In the beginning God created the heaven and the earth. در ابتدا، خدا آسمانها و زمین را آفرید. bible_en_fa And the earth was without form, and void; and darkness was upon the face of the deep. And the Spirit of God moved upon the face of the waters. وزمین تهی و بایر بود و تاریکی بر روی لجه. و روح خدا سطح آبها را فرو گرفت. bible_en_fa And God said, Let there be light: and there was light. و خدا گفت: «روشنایی بشود.» و روشنایی شد. bible_en_fa And God saw the light, that it was good: and God divided the light from the darkness. و خدا روشنایی را دید که نیکوست و خداروشنایی را از تاریکی جدا ساخت. bible_en_fa And God called the light Day, and the darkness he called Night. And the evening and the morning were the first day. و خداروشنایی را روز نامید و تاریکی را شب نامید. وشام بود و صبح بود، روزی اول. bible_en_fa And God said, Let there be a firmament in the midst of the waters, and let it divide the waters from the waters. و خدا گفت: «فلکی باشد در میان آبها و آبهارا از آبها جدا کند.» bible_en_fa And God made the firmament, and divided the waters which were under the firmament from the waters which were above the firmament: and it was so. و خدا فلک را بساخت وآبهای زیر فلک را از آبهای بالای فلک جدا کرد. و چنین شد. bible_en_fa And God called the firmament Heaven. And the evening and the morning were the second day. و خدا فلک را آسمان نامید. و شام بود و صبح بود، روزی دوم. bible_en_fa And God said, Let the waters under the heaven be gathered together unto one place, and let the dry land appear: and it was so. و خدا گفت: «آبهای زیر آسمان در یکجاجمع شود و خشکی ظاهر گردد.» و چنین شد. bible_en_fa And God called the dry land Earth; and the gathering together of the waters called he Seas: and God saw that it was good. و خدا خشکی را زمین نامید و اجتماع آبها رادریا نامید. و خدا دید که نیکوست. bible_en_fa And God said, Let the earth bring forth grass, the herb yielding seed, and the fruit tree yielding fruit after his kind, whose seed is in itself, upon the earth: and it was so. و خداگفت: «زمین نباتات برویاند، علفی که تخم بیاوردو درخت میوه‌ای که موافق جنس خود میوه آوردکه تخمش در آن باشد، بر روی زمین.» و چنین شد. bible_en_fa And the earth brought forth grass, and herb yielding seed after his kind, and the tree yielding fruit, whose seed was in itself, after his kind: and God saw that it was good. و زمین نباتات را رویانید، علفی که موافق جنس خود تخم آورد و درخت میوه داری که تخمش در آن، موافق جنس خود باشد. و خدادید که نیکوست. bible_en_fa And the evening and the morning were the third day. و شام بود و صبح بود، روزی سوم. bible_en_fa And God said, Let there be lights in the firmament of the heaven to divide the day from the night; and let them be for signs, and for seasons, and for days, and years: و خدا گفت: «نیرها در فلک آسمان باشند تاروز را از شب جدا کنند و برای آیات و زمانها وروزها و سالها باشند. bible_en_fa And let them be for lights in the firmament of the heaven to give light upon the earth: and it was so. و نیرها در فلک آسمان باشند تا بر زمین روشنایی دهند.» و چنین شد. bible_en_fa And God made two great lights; the greater light to rule the day, and the lesser light to rule the night: he made the stars also. و خدا دو نیر بزرگ ساخت، نیر اعظم را برای سلطنت روز و نیر اصغر را برای سلطنت شب، وستارگان را. bible_en_fa And God set them in the firmament of the heaven to give light upon the earth, و خدا آنها را در فلک آسمان گذاشت تا بر زمین روشنایی دهند، bible_en_fa And to rule over the day and over the night, and to divide the light from the darkness: and God saw that it was good. و تاسلطنت نمایند بر روز و بر شب، و روشنایی را ازتاریکی جدا کنند. و خدا دید که نیکوست. bible_en_fa And the evening and the morning were the fourth day. وشام بود و صبح بود، روزی چهارم. bible_en_fa And God said, Let the waters bring forth abundantly the moving creature that hath life, and fowl that may fly above the earth in the open firmament of heaven. و خدا گفت: «آبها به انبوه جانوران پر شودو پرندگان بالای زمین بر روی فلک آسمان پروازکنند.» bible_en_fa And God created great whales, and every living creature that moveth, which the waters brought forth abundantly, after their kind, and every winged fowl after his kind: and God saw that it was good. پس خدا نهنگان بزرگ آفرید و همه جانداران خزنده را، که آبها از آنها موافق اجناس آنها پر شد، و همه پرندگان بالدار را به اجناس آنها. و خدا دید که نیکوست. bible_en_fa And God blessed them, saying, Be fruitful, and multiply, and fill the waters in the seas, and let fowl multiply in the earth. و خدا آنها رابرکت داده، گفت: «بارور و کثیر شوید و آبهای دریا را پر سازید، و پرندگان در زمین کثیر بشوند.» bible_en_fa And the evening and the morning were the fifth day. و شام بود و صبح بود، روزی پنجم. bible_en_fa And God said, Let the earth bring forth the living creature after his kind, cattle, and creeping thing, and beast of the earth after his kind: and it was so. و خدا گفت: «زمین، جانوران را موافق اجناس آنها بیرون آورد، بهایم و حشرات وحیوانات زمین به اجناس آنها.» و چنین شد. bible_en_fa And God made the beast of the earth after his kind, and cattle after their kind, and every thing that creepeth upon the earth after his kind: and God saw that it was good. پس خدا حیوانات زمین را به اجناس آنهابساخت و بهایم را به اجناس آنها و همه حشرات زمین را به اجناس آنها. و خدا دید که نیکوست. bible_en_fa And God said, Let us make man in our image, after our likeness: and let them have dominion over the fish of the sea, and over the fowl of the air, and over the cattle, and over all the earth, and over every creeping thing that creepeth upon the earth. و خدا گفت: «آدم را بصورت ما و موافق شبیه ما بسازیم تا بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان وبهایم و بر تمامی زمین و همه حشراتی که بر زمین می‌خزند، حکومت نماید.» bible_en_fa So God created man in his own image, in the image of God created he him; male and female created he them. پس خدا آدم را بصورت خود آفرید. او رابصورت خدا آفرید. ایشان را نر و ماده آفرید. bible_en_fa And God blessed them, and God said unto them, Be fruitful, and multiply, and replenish the earth, and subdue it: and have dominion over the fish of the sea, and over the fowl of the air, and over every living thing that moveth upon the earth. و خدا ایشان را برکت داد و خدا بدیشان گفت: «بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید و در آن تسلط نمایید، و بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان وهمه حیواناتی که بر زمین می‌خزند، حکومت کنید.» bible_en_fa And God said, Behold, I have given you every herb bearing seed, which is upon the face of all the earth, and every tree, in the which is the fruit of a tree yielding seed; to you it shall be for meat. و خدا گفت: «همانا همه علف های تخم داری که بر روی تمام زمین است و همه درختهایی که در آنها میوه درخت تخم دار است، به شما دادم تا برای شما خوراک باشد. bible_en_fa And to every beast of the earth, and to every fowl of the air, and to every thing that creepeth upon the earth, wherein there is life, I have given every green herb for meat: and it was so. و به همه حیوانات زمین و به همه پرندگان آسمان وبه همه حشرات زمین که در آنها حیات‌است، هر علف سبز را برای خوراک دادم.» و چنین شد.و خدا هر‌چه ساخته بود، دید و همانابسیار نیکو بود. و شام بود و صبح بود، روزششم. bible_en_fa And God saw every thing that he had made, and, behold, it was very good. And the evening and the morning were the sixth day. و خدا هر‌چه ساخته بود، دید و همانابسیار نیکو بود. و شام بود و صبح بود، روزششم. bible_en_fa Thus the heavens and the earth were finished, and all the host of them. و آسمانها و زمین و همه لشکر آنها تمام شد. bible_en_fa And on the seventh day God ended his work which he had made; and he rested on the seventh day from all his work which he had made. و در روز هفتم، خدا از همه کار خود که ساخته بود، فارغ شد. و در روز هفتم از همه کارخود که ساخته بود، آرامی گرفت. bible_en_fa And God blessed the seventh day, and sanctified it: because that in it he had rested from all his work which God created and made. پس خدا روزهفتم را مبارک خواند و آن را تقدیس نمود، زیراکه در آن آرام گرفت، از همه کار خود که خداآفرید و ساخت. bible_en_fa These are the generations of the heavens and of the earth when they were created, in the day that the LORD God made the earth and the heavens, این است پیدایش آسمانها و زمین در حین آفرینش آنها در روزی که یهوه، خدا، زمین وآسمانها را بساخت. bible_en_fa And every plant of the field before it was in the earth, and every herb of the field before it grew: for the LORD God had not caused it to rain upon the earth, and there was not a man to till the ground. و هیچ نهال صحرا هنوز درزمین نبود و هیچ علف صحرا هنوز نروییده بود، زیرا خداوند خدا باران بر زمین نبارانیده بود وآدمی نبود که کار زمین را بکند. bible_en_fa But there went up a mist from the earth, and watered the whole face of the ground. و مه از زمین برآمده، تمام روی زمین را سیراب می‌کرد. bible_en_fa And the LORD God formed man of the dust of the ground, and breathed into his nostrils the breath of life; and man became a living soul. خداوند خدا پس آدم را از خاک زمین بسرشت و در بینی وی روح حیات دمید، و آدم نفس زنده شد. bible_en_fa And the LORD God planted a garden eastward in Eden; and there he put the man whom he had formed. و خداوند خدا باغی در عدن بطرف مشرق غرس نمود و آن آدم را که سرشته بود، در آنجاگذاشت. bible_en_fa And out of the ground made the LORD God to grow every tree that is pleasant to the sight, and good for food; the tree of life also in the midst of the garden, and the tree of knowledge of good and evil. و خداوند خدا هر درخت خوشنما وخوش خوراک را از زمین رویانید، و درخت حیات را در وسط باغ و درخت معرفت نیک و بدرا. bible_en_fa And a river went out of Eden to water the garden; and from thence it was parted, and became into four heads. و نهری از عدن بیرون آمد تا باغ را سیراب کند، و از آنجا منقسم گشته، چهار شعبه شد. bible_en_fa The name of the first is Pison: that is it which compasseth the whole land of Havilah, where there is gold; نام اول فیشون است که تمام زمین حویله را که در آنجا طلاست، احاطه می‌کند. bible_en_fa And the gold of that land is good: there is bdellium and the onyx stone. و طلای آن زمین نیکوست و در آنجا مروارید و سنگ جزع است. bible_en_fa And the name of the second river is Gihon: the same is it that compasseth the whole land of Ethiopia. و نام نهر دوم جیحون که تمام زمین کوش را احاطه می‌کند. bible_en_fa And the name of the third river is Hiddekel: that is it which goeth toward the east of Assyria. And the fourth river is Euphrates. و نام نهر سوم حدقل که بطرف شرقی آشور جاری است. و نهر‌چهارم فرات. bible_en_fa And the LORD God took the man, and put him into the garden of Eden to dress it and to keep it. پس خداوند خدا آدم را گرفت و او را درباغ عدن گذاشت تا کار آن را بکند و آن رامحافظت نماید. bible_en_fa And the LORD God commanded the man, saying, Of every tree of the garden thou mayest freely eat: و خداوند خدا آدم را امرفرموده، گفت: «از همه درختان باغ بی‌ممانعت بخور، bible_en_fa But of the tree of the knowledge of good and evil, thou shalt not eat of it: for in the day that thou eatest thereof thou shalt surely die. اما از درخت معرفت نیک و بد زنهارنخوری، زیرا روزی که از آن خوردی، هرآینه خواهی مرد.» bible_en_fa And the LORD God said, It is not good that the man should be alone; I will make him an help meet for him. و خداوند خدا گفت: «خوب نیست که آدم تنها باشد. پس برایش معاونی موافق وی بسازم.» bible_en_fa And out of the ground the LORD God formed every beast of the field, and every fowl of the air; and brought them unto Adam to see what he would call them: and whatsoever Adam called every living creature, that was the name thereof. و خداوند خدا هر حیوان صحرا و هر پرنده آسمان را از زمین سرشت و نزدآدم آورد تا ببیند که چه نام خواهد نهاد و آنچه آدم هر ذی حیات را خواند، همان نام او شد. bible_en_fa And Adam gave names to all cattle, and to the fowl of the air, and to every beast of the field; but for Adam there was not found an help meet for him. پس آدم همه بهایم و پرندگان آسمان و همه حیوانات صحرا را نام نهاد. لیکن برای آدم معاونی موافق وی یافت نشد. bible_en_fa And the LORD God caused a deep sleep to fall upon Adam and he slept: and he took one of his ribs, and closed up the flesh instead thereof; و خداوند خدا، خوابی گران بر آدم مستولی گردانید تا بخفت، و یکی از دنده هایش راگرفت و گوشت در جایش پر کرد. bible_en_fa And the rib, which the LORD God had taken from man, made he a woman, and brought her unto the man. و خداوندخدا آن دنده را که از آدم گرفته بود، زنی بنا کرد ووی را به نزد آدم آورد. bible_en_fa And Adam said, This is now bone of my bones, and flesh of my flesh: she shall be called Woman, because she was taken out of Man. و آدم گفت: «همانااینست استخوانی از استخوانهایم و گوشتی ازگوشتم، از این سبب "نسا" نامیده شود زیرا که ازانسان گرفته شد.» bible_en_fa Therefore shall a man leave his father and his mother, and shall cleave unto his wife: and they shall be one flesh. از این سبب مرد پدر و مادرخود را ترک کرده، با زن خویش خواهد پیوست ویک تن خواهند بود.و آدم و زنش هر دو برهنه بودند و خجلت نداشتند. bible_en_fa And they were both naked, the man and his wife, and were not ashamed. و آدم و زنش هر دو برهنه بودند و خجلت نداشتند. bible_en_fa Now the serpent was more subtil than any beast of the field which the LORD God had made. And he said unto the woman, Yea, hath God said, Ye shall not eat of every tree of the garden? و مار از همه حیوانات صحرا که خداوندخدا ساخته بود، هشیارتر بود. و به زن گفت: «آیا خدا حقیقت گفته است که از همه درختان باغ نخورید؟» bible_en_fa And the woman said unto the serpent, We may eat of the fruit of the trees of the garden: زن به مار گفت: «از میوه درختان باغ می‌خوریم، bible_en_fa But of the fruit of the tree which is in the midst of the garden, God hath said, Ye shall not eat of it, neither shall ye touch it, lest ye die. لکن از میوه درختی که در وسط باغ است، خدا گفت از آن مخورید و آن را لمس مکنید، مبادا بمیرید.» bible_en_fa And the serpent said unto the woman, Ye shall not surely die: مار به زن گفت: «هر آینه نخواهید مرد، bible_en_fa For God doth know that in the day ye eat thereof, then your eyes shall be opened, and ye shall be as gods, knowing good and evil. بلکه خدا می‌داند درروزی که از آن بخورید، چشمان شما باز شود ومانند خدا عارف نیک و بد خواهید بود.» bible_en_fa And when the woman saw that the tree was good for food, and that it was pleasant to the eyes, and a tree to be desired to make one wise, she took of the fruit thereof, and did eat, and gave also unto her husband with her; and he did eat. و چون زن دید که آن درخت برای خوراک نیکوست وبنظر خوشنما و درختی دلپذیر دانش افزا، پس ازمیوه‌اش گرفته، بخورد و به شوهر خود نیز داد و اوخورد. bible_en_fa And the eyes of them both were opened, and they knew that they were naked; and they sewed fig leaves together, and made themselves aprons. آنگاه چشمان هر دو ایشان باز شد وفهمیدند که عریانند. پس برگهای انجیر به هم دوخته، سترها برای خویشتن ساختند. bible_en_fa And they heard the voice of the LORD God walking in the garden in the cool of the day: and Adam and his wife hid themselves from the presence of the LORD God amongst the trees of the garden. و آواز خداوند خدا را شنیدند که در هنگام وزیدن نسیم نهار در باغ می‌خرامید، و آدم و زنش خویشتن را از حضور خداوند خدا در میان درختان باغ پنهان کردند. bible_en_fa And the LORD God called unto Adam, and said unto him, Where art thou? و خداوند خدا آدم راندا در‌داد و گفت: «کجا هستی؟» bible_en_fa And he said, I heard thy voice in the garden, and I was afraid, because I was naked; and I hid myself. گفت: «چون آوازت را در باغ شنیدم، ترسان گشتم، زیرا که عریانم. پس خود را پنهان کردم.» bible_en_fa And he said, Who told thee that thou wast naked? Hast thou eaten of the tree, whereof I commanded thee that thou shouldest not eat? گفت: «که تورا آگاهانید که عریانی؟ آیا از آن درختی که تو راقدغن کردم که از آن نخوری، خوردی؟» bible_en_fa And the man said, The woman whom thou gavest to be with me, she gave me of the tree, and I did eat. آدم گفت: «این زنی که قرین من ساختی، وی از میوه درخت به من داد که خوردم.» bible_en_fa And the LORD God said unto the woman, What is this that thou hast done? And the woman said, The serpent beguiled me, and I did eat. پس خداوندخدا به زن گفت: «این چه‌کار است که کردی؟» زن گفت: «مار مرا اغوا نمود که خوردم.» bible_en_fa And the LORD God said unto the serpent, Because thou hast done this, thou art cursed above all cattle, and above every beast of the field; upon thy belly shalt thou go, and dust shalt thou eat all the days of thy life: پس خداوند خدا به مار گفت: «چونکه این کار کردی، از جمیع بهایم و از همه حیوانات صحرا ملعون تر هستی! بر شکمت راه خواهی رفت و تمام ایام عمرت خاک خواهی خورد. bible_en_fa And I will put enmity between thee and the woman, and between thy seed and her seed; it shall bruise thy head, and thou shalt bruise his heel. وعداوت در میان تو و زن، و در میان ذریت تو و ذریت وی می‌گذارم؛ او سر تو را خواهد کوبید وتو پاشنه وی را خواهی کوبید.» bible_en_fa Unto the woman he said, I will greatly multiply thy sorrow and thy conception; in sorrow thou shalt bring forth children; and thy desire shall be to thy husband, and he shall rule over thee. و به زن گفت: «الم و حمل تو را بسیار افزون گردانم؛ با الم فرزندان خواهی زایید و اشتیاق تو به شوهرت خواهد بود و او بر تو حکمرانی خواهد کرد.» bible_en_fa And unto Adam he said, Because thou hast hearkened unto the voice of thy wife, and hast eaten of the tree, of which I commanded thee, saying, Thou shalt not eat of it: cursed is the ground for thy sake; in sorrow shalt thou eat of it all the days of thy life; و به آدم گفت: «چونکه سخن زوجه ات راشنیدی و از آن درخت خوردی که امرفرموده، گفتم از آن نخوری، پس بسبب توزمین ملعون شد، و تمام ایام عمرت از آن بارنج خواهی خورد. bible_en_fa Thorns also and thistles shall it bring forth to thee; and thou shalt eat the herb of the field; خار و خس نیز برایت خواهد رویانید و سبزه های صحرا را خواهی خورد، bible_en_fa In the sweat of thy face shalt thou eat bread, till thou return unto the ground; for out of it wast thou taken: for dust thou art, and unto dust shalt thou return. و به عرق پیشانی ات نان خواهی خوردتا حینی که به خاک راجع گردی، که از آن گرفته شدی زیرا که تو خاک هستی و به خاک خواهی برگشت.» bible_en_fa And Adam called his wife's name Eve; because she was the mother of all living. و آدم زن خود را حوا نام نهاد، زیرا که اومادر جمیع زندگان است. bible_en_fa Unto Adam also and to his wife did the LORD God make coats of skins, and clothed them. و خداوند خدارختها برای آدم و زنش از پوست بساخت وایشان را پوشانید. bible_en_fa And the LORD God said, Behold, the man is become as one of us, to know good and evil: and now, lest he put forth his hand, and take also of the tree of life, and eat, and live for ever: و خداوند خدا گفت: «هماناانسان مثل یکی از ما شده است، که عارف نیک وبد گردیده. اینک مبادا دست خود را دراز کند و ازدرخت حیات نیز گرفته بخورد، و تا به ابد زنده ماند.» bible_en_fa Therefore the LORD God sent him forth from the garden of Eden, to till the ground from whence he was taken. پس خداوند خدا، او را از باغ عدن بیرون کرد تا کار زمینی را که از آن گرفته شده بود، بکند.پس آدم را بیرون کرد و به طرف شرقی باغ عدن، کروبیان را مسکن داد و شمشیرآتشباری را که به هر سو گردش می‌کرد تا طریق درخت حیات را محافظت کند. bible_en_fa So he drove out the man; and he placed at the east of the garden of Eden Cherubims, and a flaming sword which turned every way, to keep the way of the tree of life. پس آدم را بیرون کرد و به طرف شرقی باغ عدن، کروبیان را مسکن داد و شمشیرآتشباری را که به هر سو گردش می‌کرد تا طریق درخت حیات را محافظت کند. bible_en_fa And Adam knew Eve his wife; and she conceived, and bare Cain, and said, I have gotten a man from the LORD. و آدم، زن خود حوا را بشناخت و او حامله شده، قائن را زایید. و گفت: «مردی از یهوه حاصل نمودم.» bible_en_fa And she again bare his brother Abel. And Abel was a keeper of sheep, but Cain was a tiller of the ground. و بار دیگر برادر او هابیل رازایید. و هابیل گله بان بود، و قائن کارکن زمین بود. bible_en_fa And in process of time it came to pass, that Cain brought of the fruit of the ground an offering unto the LORD. و بعد از مرور ایام، واقع شد که قائن هدیه‌ای ازمحصول زمین برای خداوند آورد. bible_en_fa And Abel, he also brought of the firstlings of his flock and of the fat thereof. And the LORD had respect unto Abel and to his offering: و هابیل نیزاز نخست زادگان گله خویش و پیه آنها هدیه‌ای آورد. و خداوند هابیل و هدیه او را منظورداشت، bible_en_fa But unto Cain and to his offering he had not respect. And Cain was very wroth, and his countenance fell. اما قائن و هدیه او را منظور نداشت. پس خشم قائن به شدت افروخته شده، سر خود رابزیر افکند. bible_en_fa And the LORD said unto Cain, Why art thou wroth? and why is thy countenance fallen? آنگاه خداوند به قائن گفت: «چراخشمناک شدی؟ و چرا سر خود را بزیرافکندی؟ bible_en_fa If thou doest well, shalt thou not be accepted? and if thou doest not well, sin lieth at the door. And unto thee shall be his desire, and thou shalt rule over him. اگر نیکویی می‌کردی، آیا مقبول نمی شدی؟ و اگر نیکویی نکردی، گناه بر در، درکمین است و اشتیاق تو دارد، اما تو بر وی مسلطشوی.» bible_en_fa And Cain talked with Abel his brother: and it came to pass, when they were in the field, that Cain rose up against Abel his brother, and slew him. و قائن با برادر خود هابیل سخن گفت. و واقع شد چون در صحرا بودند، قائن بر برادر خودهابیل برخاسته او را کشت. bible_en_fa And the LORD said unto Cain, Where is Abel thy brother? And he said, I know not: Am I my brother's keeper? پس خداوند به قائن گفت: «برادرت هابیل کجاست؟» گفت: «نمی دانم، مگر پاسبان برادرم هستم؟» bible_en_fa And he said, What hast thou done? the voice of thy brother's blood crieth unto me from the ground. گفت: «چه کرده‌ای؟ خون برادرت از زمین نزد من فریادبرمی آورد! bible_en_fa And now art thou cursed from the earth, which hath opened her mouth to receive thy brother's blood from thy hand; و اکنون تو ملعون هستی از زمینی که دهان خود را باز کرد تا خون برادرت را ازدستت فرو برد. bible_en_fa When thou tillest the ground, it shall not henceforth yield unto thee her strength; a fugitive and a vagabond shalt thou be in the earth. هر گاه کار زمین کنی، هماناقوت خود را دیگر به تو ندهد. و پریشان و آواره در جهان خواهی بود.» bible_en_fa And Cain said unto the LORD, My punishment is greater than I can bear. قائن به خداوند گفت: «عقوبتم از تحملم زیاده است. bible_en_fa Behold, thou hast driven me out this day from the face of the earth; and from thy face shall I be hid; and I shall be a fugitive and a vagabond in the earth; and it shall come to pass, that every one that findeth me shall slay me. اینک مراامروز بر روی زمین مطرود ساختی، و از روی تو پنهان خواهم بود. و پریشان و آواره درجهان خواهم بود و واقع می‌شود هر‌که مرایابد، مرا خواهد کشت.» bible_en_fa And the LORD said unto him, Therefore whosoever slayeth Cain, vengeance shall be taken on him sevenfold. And the LORD set a mark upon Cain, lest any finding him should kill him. خداوند به وی گفت: «پس هر‌که قائن را بکشد، هفت چندان انتقام گرفته شود.» و خداوند به قائن نشانی‌ای داد که هر‌که او را یابد، وی را نکشد. bible_en_fa And Cain went out from the presence of the LORD, and dwelt in the land of Nod, on the east of Eden. پس قائن از حضور خداوند بیرون رفت ودر زمین نود، بطرف شرقی عدن، ساکن شد. bible_en_fa And Cain knew his wife; and she conceived, and bare Enoch: and he builded a city, and called the name of the city, after the name of his son, Enoch. و قائن زوجه خود را شناخت. پس حامله شده، خنوخ را زایید. و شهری بنا می‌کرد، و آن شهر را به اسم پسر خود، خنوخ نام نهاد. bible_en_fa And unto Enoch was born Irad: and Irad begat Mehujael: and Mehujael begat Methusael: and Methusael begat Lamech. وبرای خنوخ عیراد متولد شد، و عیراد، محویائیل را آورد، و محویائیل، متوشائیل را آورد، ومتوشائیل، لمک را آورد. bible_en_fa And Lamech took unto him two wives: the name of the one was Adah, and the name of the other Zillah. و لمک، دو زن برای خود گرفت، یکی را عاده نام بود و دیگری را ظله. bible_en_fa And Adah bare Jabal: he was the father of such as dwell in tents, and of such as have cattle. و عاده، یابال را زایید. وی پدر خیمه نشینان وصاحبان مواشی بود. bible_en_fa And his brother's name was Jubal: he was the father of all such as handle the harp and organ. و نام برادرش یوبال بود. وی پدر همه نوازندگان بربط و نی بود. bible_en_fa And Zillah, she also bare Tubal-cain, an instructer of every artificer in brass and iron: and the sister of Tubal-cain was Naamah. و ظله نیز توبل قائن را زایید، که صانع هر آلت مس وآهن بود. و خواهر توبل قائن، نعمه بود. bible_en_fa And Lamech said unto his wives, Adah and Zillah, Hear my voice; ye wives of Lamech, hearken unto my speech: for I have slain a man to my wounding, and a young man to my hurt. و لمک به زنان خود گفت: «ای عاده و ظله، قول مرابشنوید! ای زنان لمک، سخن مرا گوش گیرید! زیرا مردی را کشتم بسبب جراحت خود، وجوانی را بسبب ضرب خویش. bible_en_fa If Cain shall be avenged sevenfold, truly Lamech seventy and sevenfold. اگر برای قائن هفت چندان انتقام گرفته شود، هر آینه برای لمک، هفتاد و هفت چندان.» bible_en_fa And Adam knew his wife again; and she bare a son, and called his name Seth: For God, said she, hath appointed me another seed instead of Abel, whom Cain slew. پس آدم بار دیگرزن خود را شناخت، و او پسری بزاد و او را شیث نام نهاد، زیرا گفت: «خدا نسلی دیگر به من قرارداد، به عوض هابیل که قائن او را کشت.»وبرای شیث نیز پسری متولد شد و او را انوش نامید. در آنوقت به خواندن اسم یهوه شروع کردند. bible_en_fa And to Seth, to him also there was born a son; and he called his name Enos: then began men to call upon the name of the LORD. وبرای شیث نیز پسری متولد شد و او را انوش نامید. در آنوقت به خواندن اسم یهوه شروع کردند. bible_en_fa This is the book of the generations of Adam. In the day that God created man, in the likeness of God made he him; این است کتاب پیدایش آدم. در روزی که خدا آدم را آفرید، به شبیه خدا او راساخت. bible_en_fa Male and female created he them; and blessed them, and called their name Adam, in the day when they were created. نر و ماده ایشان را آفرید. و ایشان رابرکت داد و ایشان را «آدم» نام نهاد، در روزآفرینش ایشان. bible_en_fa And Adam lived an hundred and thirty years, and begat a son in his own likeness, after his image; and called his name Seth: و آدم صد و سی سال بزیست، پس پسری به شبیه و بصورت خود آورد، و او را شیث نامید. bible_en_fa And the days of Adam after he had begotten Seth were eight hundred years: and he begat sons and daughters: وایام آدم بعد از آوردن شیث، هشتصد سال بود، وپسران و دختران آورد. bible_en_fa And all the days that Adam lived were nine hundred and thirty years: and he died. پس تمام ایام آدم که زیست، نهصد و سی سال بود که مرد. bible_en_fa And Seth lived an hundred and five years, and begat Enos: و شیث صد و پنج سال بزیست، و انوش را آورد. bible_en_fa And Seth lived after he begat Enos eight hundred and seven years, and begat sons and daughters: وشیث بعد از آوردن انوش، هشتصد و هفت سال بزیست و پسران و دختران آورد. bible_en_fa And all the days of Seth were nine hundred and twelve years: and he died. و جمله ایام شیث، نهصد و دوازده سال بود که مرد. bible_en_fa And Enos lived ninety years, and begat Cainan: و انوش نود سال بزیست، و قینان را آورد. bible_en_fa And Enos lived after he begat Cainan eight hundred and fifteen years, and begat sons and daughters: و انوش بعداز آوردن قینان، هشتصد و پانزده سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد. bible_en_fa And all the days of Enos were nine hundred and five years: and he died. پس جمله ایام انوش نهصد و پنج سال بود که مرد. bible_en_fa And Cainan lived seventy years, and begat Mahalaleel: و قینان هفتاد سال بزیست، و مهللئیل را آورد. bible_en_fa And Cainan lived after he begat Mahalaleel eight hundred and forty years, and begat sons and daughters: و قینان بعد از آوردن مهللئیل، هشتصد و چهل سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد. bible_en_fa And all the days of Cainan were nine hundred and ten years: and he died. و تمامی ایام قینان، نهصد و ده سال بود که مرد. bible_en_fa And Mahalaleel lived sixty and five years, and begat Jared: ومهللئیل، شصت و پنج سال بزیست، و یارد را آورد. bible_en_fa And Mahalaleel lived after he begat Jared eight hundred and thirty years, and begat sons and daughters: و مهللئیل بعد از آوردن یارد، هشتصد وسی سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد. bible_en_fa And all the days of Mahalaleel were eight hundred ninety and five years: and he died. پس همه ایام مهللئیل، هشتصد و نود و پنج سال بود که مرد. bible_en_fa And Jared lived an hundred sixty and two years, and he begat Enoch: و یارد صد و شصت و دو سال بزیست، و خنوخ را آورد. bible_en_fa And Jared lived after he begat Enoch eight hundred years, and begat sons and daughters: و یارد بعد از آوردن خنوخ، هشتصد سال زندگانی کرد و پسران ودختران آورد. bible_en_fa And all the days of Jared were nine hundred sixty and two years: and he died. و تمامی ایام یارد، نهصد وشصت و دو سال بود که مرد. bible_en_fa And Enoch lived sixty and five years, and begat Methuselah: و خنوخ شصت وپنج سال بزیست، و متوشالح را آورد. bible_en_fa And Enoch walked with God after he begat Methuselah three hundred years, and begat sons and daughters: و خنوخ بعد از آوردن متوشالح، سیصد سال با خدا راه می‌رفت و پسران و دختران آورد. bible_en_fa And all the days of Enoch were three hundred sixty and five years: و همه ایام خنوخ، سیصد و شصت و پنج سال بود. bible_en_fa And Enoch walked with God: and he was not; for God took him. وخنوخ با خدا راه می‌رفت و نایاب شد، زیرا خدااو را برگرفت. bible_en_fa And Methuselah lived an hundred eighty and seven years, and begat Lamech: و متوشالح صد و هشتاد و هفت سال بزیست، و لمک را آورد. bible_en_fa And Methuselah lived after he begat Lamech seven hundred eighty and two years, and begat sons and daughters: و متوشالح بعداز آوردن لمک، هفتصد و هشتاد و دو سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد. bible_en_fa And all the days of Methuselah were nine hundred sixty and nine years: and he died. پس جمله ایام متوشالح، نهصد و شصت و نه سال بودکه مرد. bible_en_fa And Lamech lived an hundred eighty and two years, and begat a son: و لمک صد و هشتاد و دو سال بزیست، و پسری آورد. bible_en_fa And he called his name Noah, saying, This same shall comfort us concerning our work and toil of our hands, because of the ground which the LORD hath cursed. و وی را نوح نام نهاده گفت: «این ما را تسلی خواهد داد از اعمال ما و ازمحنت دستهای ما از زمینی که خداوند آن راملعون کرد.» bible_en_fa And Lamech lived after he begat Noah five hundred ninety and five years, and begat sons and daughters: و لمک بعد از آوردن نوح، پانصدو نود و پنج سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد. bible_en_fa And all the days of Lamech were seven hundred seventy and seven years: and he died. پس تمام ایام لمک، هفتصد و هفتاد وهفت سال بود که مرد.و نوح پانصد ساله بود، پس نوح سام و حام و یافث را آورد. bible_en_fa And Noah was five hundred years old: and Noah begat Shem, Ham, and Japheth. و نوح پانصد ساله بود، پس نوح سام و حام و یافث را آورد. bible_en_fa And it came to pass, when men began to multiply on the face of the earth, and daughters were born unto them, و واقع شد که چون آدمیان شروع کردندبه زیاد شدن بر روی زمین و دختران برای ایشان متولد گردیدند، bible_en_fa That the sons of God saw the daughters of men that they were fair; and they took them wives of all which they chose. پسران خدا دختران آدمیان را دیدند که نیکومنظرند، و از هر کدام که خواستند، زنان برای خویشتن می‌گرفتند. bible_en_fa And the LORD said, My spirit shall not always strive with man, for that he also is flesh: yet his days shall be an hundred and twenty years. وخداوند گفت: «روح من در انسان دائم داوری نخواهد کرد، زیرا که او نیز بشر است. لیکن ایام وی صد و بیست سال خواهد بود.» bible_en_fa There were giants in the earth in those days; and also after that, when the sons of God came in unto the daughters of men, and they bare children to them, the same became mighty men which were of old, men of renown. و در آن ایام مردان تنومند در زمین بودند. و بعد از هنگامی که پسران خدا به دختران آدمیان در‌آمدند و آنهابرای ایشان اولاد زاییدند، ایشان جبارانی بودندکه در زمان سلف، مردان نامور شدند. bible_en_fa And GOD saw that the wickedness of man was great in the earth, and that every imagination of the thoughts of his heart was only evil continually. و خداونددید که شرارت انسان در زمین بسیار است، و هرتصور از خیالهای دل وی دائم محض شرارت است. bible_en_fa And it repented the LORD that he had made man on the earth, and it grieved him at his heart. و خداوند پشیمان شد که انسان را برزمین ساخته بود، و در دل خود محزون گشت. bible_en_fa And the LORD said, I will destroy man whom I have created from the face of the earth; both man, and beast, and the creeping thing, and the fowls of the air; for it repenteth me that I have made them. وخداوند گفت: «انسان را که آفریده‌ام، از روی زمین محو سازم، انسان و بهایم و حشرات وپرندگان هوا را، چونکه متاسف شدم از ساختن ایشان.» bible_en_fa But Noah found grace in the eyes of the LORD. اما نوح در نظر خداوند التفات یافت. bible_en_fa These are the generations of Noah: Noah was a just man and perfect in his generations, and Noah walked with God. این است پیدایش نوح. نوح مردی عادل بود، و در عصر خود کامل. و نوح با خدا راه می‌رفت. bible_en_fa And Noah begat three sons, Shem, Ham, and Japheth. و نوح سه پسر آورد: سام و حام و یافث. bible_en_fa The earth also was corrupt before God, and the earth was filled with violence. وزمین نیز بنظر خدا فاسد گردیده و زمین از ظلم پر شده بود. bible_en_fa And God looked upon the earth, and, behold, it was corrupt; for all flesh had corrupted his way upon the earth. و خدا زمین را دید که اینک فاسدشده است، زیرا که تمامی بشر راه خود را بر زمین فاسد کرده بودند. bible_en_fa And God said unto Noah, The end of all flesh is come before me; for the earth is filled with violence through them; and, behold, I will destroy them with the earth. و خدا به نوح گفت: «انتهای تمامی بشر به حضورم رسیده است، زیرا که زمین بسبب ایشان پر از ظلم شده است. و اینک من ایشان را با زمین هلاک خواهم ساخت. bible_en_fa Make thee an ark of gopher wood; rooms shalt thou make in the ark, and shalt pitch it within and without with pitch. پس برای خودکشتی‌ای از چوب کوفر بساز، و حجرات درکشتی بنا کن و درون و بیرونش را به قیر بیندا. bible_en_fa And this is the fashion which thou shalt make it of: The length of the ark shall be three hundred cubits, the breadth of it fifty cubits, and the height of it thirty cubits. وآن را بدین ترکیب بساز که طول کشتی سیصدذراع باشد، و عرضش پنجاه ذراع و ارتفاع آن سی ذراع. bible_en_fa A window shalt thou make to the ark, and in a cubit shalt thou finish it above; and the door of the ark shalt thou set in the side thereof; with lower, second, and third stories shalt thou make it. و روشنی‌ای برای کشتی بساز و آن را به ذراعی از بالا تمام کن. و در کشتی را در جنب آن بگذار، و طبقات تحتانی و وسطی و فوقانی بساز. bible_en_fa And, behold, I, even I, do bring a flood of waters upon the earth, to destroy all flesh, wherein is the breath of life, from under heaven; and every thing that is in the earth shall die. زیرا اینک من طوفان آب را بر زمین می‌آورم تاهر جسدی را که روح حیات در آن باشد، از زیرآسمان هلاک گردانم. و هر‌چه بر زمین است، خواهد مرد. bible_en_fa But with thee will I establish my covenant; and thou shalt come into the ark, thou, and thy sons, and thy wife, and thy sons' wives with thee. لکن عهد خود را با تو استوارمی سازم، و به کشتی در خواهی آمد، تو وپسرانت و زوجه ات و ازواج پسرانت با تو. bible_en_fa And of every living thing of all flesh, two of every sort shalt thou bring into the ark, to keep them alive with thee; they shall be male and female. و ازجمیع حیوانات، از هر ذی جسدی، جفتی از همه به کشتی در خواهی آورد، تا با خویشتن زنده نگاه داری، نر و ماده باشند. bible_en_fa Of fowls after their kind, and of cattle after their kind, of every creeping thing of the earth after his kind, two of every sort shall come unto thee, to keep them alive. از پرندگان به اجناس آنها، و از بهایم به اجناس آنها، و از همه حشرات زمین به اجناس آنها، دودو از همه نزدتو آیند تا زنده نگاه داری. bible_en_fa And take thou unto thee of all food that is eaten, and thou shalt gather it to thee; and it shall be for food for thee, and for them. و از هر آذوقه‌ای که خورده شود، بگیر و نزد خود ذخیره نما تابرای تو و آنها خوراک باشد.»پس نوح چنین کرد و به هرچه خدا او را امر فرمود، عمل نمود. bible_en_fa Thus did Noah; according to all that God commanded him, so did he. پس نوح چنین کرد و به هرچه خدا او را امر فرمود، عمل نمود. bible_en_fa And the LORD said unto Noah, Come thou and all thy house into the ark; for thee have I seen righteous before me in this generation. و خداوند به نوح گفت: «تو و تمامی اهل خانه ات به کشتی در آیید، زیرا تو را در این عصر به حضور خود عادل دیدم. bible_en_fa Of every clean beast thou shalt take to thee by sevens, the male and his female: and of beasts that are not clean by two, the male and his female. و از همه بهایم پاک، هفت هفت، نر و ماده با خود بگیر، و از بهایم ناپاک، دودو، نر و ماده، bible_en_fa Of fowls also of the air by sevens, the male and the female; to keep seed alive upon the face of all the earth. و از پرندگان آسمان نیزهفت هفت، نر و ماده را، تا نسلی بر روی تمام زمین نگاه داری. bible_en_fa For yet seven days, and I will cause it to rain upon the earth forty days and forty nights; and every living substance that I have made will I destroy from off the face of the earth. زیرا که من بعد از هفت روزدیگر، چهل روز و چهل شب باران می‌بارانم، وهر موجودی را که ساخته‌ام، از روی زمین محومی سازم.» bible_en_fa And Noah did according unto all that the LORD commanded him. پس نوح موافق آنچه خداوند او را امرفرموده بود، عمل نمود. bible_en_fa And Noah was six hundred years old when the flood of waters was upon the earth. و نوح ششصد ساله بود، چون طوفان آب بر زمین آمد. bible_en_fa And Noah went in, and his sons, and his wife, and his sons' wives with him, into the ark, because of the waters of the flood. و نوح وپسرانش و زنش و زنان پسرانش با وی از آب طوفان به کشتی در‌آمدند. bible_en_fa Of clean beasts, and of beasts that are not clean, and of fowls, and of every thing that creepeth upon the earth, از بهایم پاک و ازبهایم ناپاک، و از پرندگان و از همه حشرات زمین، bible_en_fa There went in two and two unto Noah into the ark, the male and the female, as God had commanded Noah. دودو، نر و ماده، نزد نوح به کشتی در‌آمدند، چنانکه خدا نوح را امر کرده بود. bible_en_fa And it came to pass after seven days, that the waters of the flood were upon the earth. و واقع شدبعد از هفت روز که آب طوفان بر زمین آمد. bible_en_fa In the six hundredth year of Noah's life, in the second month, the seventeenth day of the month, the same day were all the fountains of the great deep broken up, and the windows of heaven were opened. و در سال ششصد از زندگانی نوح، در روزهفدهم از ماه دوم، در همان روز جمیع چشمه های لجه عظیم شکافته شد، و روزنهای آسمان گشوده. bible_en_fa And the rain was upon the earth forty days and forty nights. و باران، چهل روز و چهل شب بر روی زمین می‌بارید. bible_en_fa In the selfsame day entered Noah, and Shem, and Ham, and Japheth, the sons of Noah, and Noah's wife, and the three wives of his sons with them, into the ark; در همان روز نوح وپسرانش، سام و حام و یافث، و زوجه نوح و سه زوجه پسرانش، با ایشان داخل کشتی شدند. bible_en_fa They, and every beast after his kind, and all the cattle after their kind, and every creeping thing that creepeth upon the earth after his kind, and every fowl after his kind, every bird of every sort. ایشان و همه حیوانات به اجناس آنها، و همه بهایم به اجناس آنها، و همه حشراتی که بر زمین می‌خزند به اجناس آنها، و همه پرندگان به اجناس آنها، همه مرغان و همه بالداران. bible_en_fa And they went in unto Noah into the ark, two and two of all flesh, wherein is the breath of life. دودواز هر ذی جسدی که روح حیات دارد، نزد نوح به کشتی در‌آمدند. bible_en_fa And they that went in, went in male and female of all flesh, as God had commanded him: and the LORD shut him in. و آنهایی که آمدند نر و ماده از هر ذی جسد آمدند، چنانکه خدا وی را امرفرموده بود. و خداوند در را از عقب او بست. bible_en_fa And the flood was forty days upon the earth; and the waters increased, and bare up the ark, and it was lift up above the earth. و طوفان چهل روز بر زمین می‌آمد، و آب همی افزود و کشتی را برداشت که از زمین بلندشد. bible_en_fa And the waters prevailed, and were increased greatly upon the earth; and the ark went upon the face of the waters. و آب غلبه یافته، بر زمین همی افزود، وکشتی بر سطح آب می‌رفت. bible_en_fa And the waters prevailed exceedingly upon the earth; and all the high hills, that were under the whole heaven, were covered. و آب بر زمین زیاد و زیاد غلبه یافت، تا آنکه همه کوههای بلندکه زیر تمامی آسمانها بود، مستور شد. bible_en_fa Fifteen cubits upward did the waters prevail; and the mountains were covered. پانزده ذراع بالاتر آب غلبه یافت و کوهها مستور گردید. bible_en_fa And all flesh died that moved upon the earth, both of fowl, and of cattle, and of beast, and of every creeping thing that creepeth upon the earth, and every man: و هر ذی جسدی که بر زمین حرکت می‌کرد، ازپرندگان و بهایم و حیوانات و کل حشرات خزنده بر زمین، و جمیع آدمیان، مردند. bible_en_fa All in whose nostrils was the breath of life, of all that was in the dry land, died. هرکه دم روح حیات در بینی او بود، از هر‌که در خشکی بود، مرد. bible_en_fa And every living substance was destroyed which was upon the face of the ground, both man, and cattle, and the creeping things, and the fowl of the heaven; and they were destroyed from the earth: and Noah only remained alive, and they that were with him in the ark. و خدا محو کرد هر موجودی را که برروی زمین بود، از آدمیان و بهایم و حشرات وپرندگان آسمان، پس از زمین محو شدند. و نوح باآنچه همراه وی در کشتی بود فقط باقی ماند.وآب بر زمین صد و پنجاه روز غلبه می‌یافت. bible_en_fa And the waters prevailed upon the earth an hundred and fifty days. وآب بر زمین صد و پنجاه روز غلبه می‌یافت. bible_en_fa And God remembered Noah, and every living thing, and all the cattle that was with him in the ark: and God made a wind to pass over the earth, and the waters asswaged; بهایمی را که با وی در کشتی بودند، بیادآورد. و خدا بادی بر زمین وزانید و آب ساکن گردید. bible_en_fa The fountains also of the deep and the windows of heaven were stopped, and the rain from heaven was restrained; و چشمه های لجه و روزنهای آسمان بسته شد، و باران از آسمان باز ایستاد. bible_en_fa And the waters returned from off the earth continually: and after the end of the hundred and fifty days the waters were abated. و آب رفته رفته از روی زمین برگشت. و بعد از انقضای صد و پنجاه روز، آب کم شد، bible_en_fa And the ark rested in the seventh month, on the seventeenth day of the month, upon the mountains of Ararat. و روز هفدهم ازماه هفتم، کشتی بر کوههای آرارات قرار گرفت. bible_en_fa And the waters decreased continually until the tenth month: in the tenth month, on the first day of the month, were the tops of the mountains seen. و تا ماه دهم، آب رفته رفته کمتر می‌شد، و درروز اول از ماه دهم، قله های کوهها ظاهر گردید. bible_en_fa And it came to pass at the end of forty days, that Noah opened the window of the ark which he had made: و واقع شد بعد از چهل روز که نوح دریچه کشتی را که ساخته بود، باز کرد. bible_en_fa And he sent forth a raven, which went forth to and fro, until the waters were dried up from off the earth. و زاغ را رهاکرد. او بیرون رفته، در تردد می‌بود تا آب از زمین خشک شد. bible_en_fa Also he sent forth a dove from him, to see if the waters were abated from off the face of the ground; پس کبوتر را از نزد خود رها کرد تاببیند که آیا آب از روی زمین کم شده است. bible_en_fa But the dove found no rest for the sole of her foot, and she returned unto him into the ark, for the waters were on the face of the whole earth: then he put forth his hand, and took her, and pulled her in unto him into the ark. اماکبوتر چون نشیمنی برای کف پای خود نیافت، زیرا که آب در تمام روی زمین بود، نزد وی به کشتی برگشت. پس دست خود را دراز کرد و آن را گرفته نزد خود به کشتی در‌آورد. bible_en_fa And he stayed yet other seven days; and again he sent forth the dove out of the ark; و هفت روز دیگر نیز درنگ کرده، باز کبوتر را از کشتی رها کرد. bible_en_fa And the dove came in to him in the evening; and, lo, in her mouth was an olive leaf pluckt off: so Noah knew that the waters were abated from off the earth. و در وقت عصر، کبوتر نزد وی برگشت، و اینک برگ زیتون تازه در منقار وی است. پس نوح دانست که آب از روی زمین کم شده است. bible_en_fa And he stayed yet other seven days; and sent forth the dove; which returned not again unto him any more. و هفت روز دیگر نیز توقف نموده، کبوتر را رها کرد، و او دیگر نزد وی برنگشت. bible_en_fa And it came to pass in the six hundredth and first year, in the first month, the first day of the month, the waters were dried up from off the earth: and Noah removed the covering of the ark, and looked, and, behold, the face of the ground was dry. و در سال ششصد و یکم در روز اول از ماه اول، آب از روی زمین خشک شد. پس نوح پوشش کشتی را برداشته، نگریست، و اینک روی زمین خشک بود. bible_en_fa And in the second month, on the seven and twentieth day of the month, was the earth dried. و در روز بیست و هفتم از ماه دوم، زمین خشک شد. bible_en_fa And God spake unto Noah, saying, آنگاه خدا نوح رامخاطب ساخته، گفت: bible_en_fa Go forth of the ark, thou, and thy wife, and thy sons, and thy sons' wives with thee. «از کشتی بیرون شو، توو زوجه ات و پسرانت و ازواج پسرانت با تو. bible_en_fa Bring forth with thee every living thing that is with thee, of all flesh, both of fowl, and of cattle, and of every creeping thing that creepeth upon the earth; that they may breed abundantly in the earth, and be fruitful, and multiply upon the earth. وهمه حیواناتی را که نزد خود داری، هرذی جسدی را از پرندگان و بهایم و کل حشرات خزنده بر زمین، با خود بیرون آور، تا بر زمین منتشر شده، در جهان بارور و کثیر شوند.» bible_en_fa And Noah went forth, and his sons, and his wife, and his sons' wives with him: پس نوح و پسران او و زنش و زنان پسرانش، با وی بیرون آمدند. bible_en_fa Every beast, every creeping thing, and every fowl, and whatsoever creepeth upon the earth, after their kinds, went forth out of the ark. و همه حیوانات و همه حشرات و همه پرندگان، و هر‌چه بر زمین حرکت می‌کند، به اجناس آنها، از کشتی به در شدند. bible_en_fa And Noah builded an altar unto the LORD; and took of every clean beast, and of every clean fowl, and offered burnt offerings on the altar. و نوح مذبحی برای خداوند بنا کرد، و از هر بهیمه پاک واز هر پرنده پاک گرفته، قربانی های سوختنی برمذبح گذرانید. bible_en_fa And the LORD smelled a sweet savour; and the LORD said in his heart, I will not again curse the ground any more for man's sake; for the imagination of man's heart is evil from his youth; neither will I again smite any more every thing living, as I have done. و خداوند بوی خوش بویید و خداوند در دل خود گفت: «بعد از این دیگر زمین را بسبب انسان لعنت نکنم، زیرا که خیال دل انسان از طفولیت بد است، و بار دیگر همه حیوانات را هلاک نکنم، چنانکه کردم.مادامی که جهان باقی است، زرع و حصاد، و سرما و گرما، و زمستان و تابستان، و روز و شب موقوف نخواهد شد.» bible_en_fa While the earth remaineth, seedtime and harvest, and cold and heat, and summer and winter, and day and night shall not cease. مادامی که جهان باقی است، زرع و حصاد، و سرما و گرما، و زمستان و تابستان، و روز و شب موقوف نخواهد شد.» bible_en_fa And God blessed Noah and his sons, and said unto them, Be fruitful, and multiply, and replenish the earth. و خدا، نوح و پسرانش را برکت داده، بدیشان گفت: «بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید. bible_en_fa And the fear of you and the dread of you shall be upon every beast of the earth, and upon every fowl of the air, upon all that moveth upon the earth, and upon all the fishes of the sea; into your hand are they delivered. و خوف شما و هیبت شما بر همه حیوانات زمین و بر همه پرندگان آسمان، و بر هرچه بر زمین می‌خزد، و بر همه ماهیان دریا خواهدبود، به‌دست شما تسلیم شده‌اند. bible_en_fa Every moving thing that liveth shall be meat for you; even as the green herb have I given you all things. و هرجنبنده‌ای که زندگی دارد، برای شما طعام باشد. همه را چون علف سبز به شما دادم، bible_en_fa But flesh with the life thereof, which is the blood thereof, shall ye not eat. مگرگوشت را با جانش که خون او باشد، مخورید. bible_en_fa And surely your blood of your lives will I require; at the hand of every beast will I require it, and at the hand of man; at the hand of every man's brother will I require the life of man. وهر آینه انتقام خون شما را برای جان شما خواهم گرفت. از دست هر حیوان آن را خواهم گرفت. واز دست انسان، انتقام جان انسان را از دست برادرش خواهم گرفت. bible_en_fa Whoso sheddeth man's blood, by man shall his blood be shed: for in the image of God made he man. هر‌که خون انسان ریزد، خون وی به‌دست انسان ریخته شود. زیرا خداانسان را به صورت خود ساخت. bible_en_fa And you, be ye fruitful, and multiply; bring forth abundantly in the earth, and multiply therein. و شما بارور وکثیر شوید، و در زمین منتشر شده، در آن بیفزایید.» bible_en_fa And God spake unto Noah, and to his sons with him, saying, و خدا نوح و پسرانش را با وی خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And I, behold, I establish my covenant with you, and with your seed after you; «اینک من عهد خود را با شما و بعداز شما با ذریت شما استوار سازم، bible_en_fa And with every living creature that is with you, of the fowl, of the cattle, and of every beast of the earth with you; from all that go out of the ark, to every beast of the earth. و با همه جانورانی که با شما باشند، از پرندگان و بهایم و همه حیوانات زمین با شما، با هر‌چه از کشتی بیرون آمد، حتی جمیع حیوانات زمین. bible_en_fa And I will establish my covenant with you; neither shall all flesh be cut off any more by the waters of a flood; neither shall there any more be a flood to destroy the earth. عهدخود را با شما استوار می‌گردانم که بار دیگر هرذی جسد از آب طوفان هلاک نشود، و طوفان بعداز این نباشد تا زمین را خراب کند.» bible_en_fa And God said, This is the token of the covenant which I make between me and you and every living creature that is with you, for perpetual generations: و خدا گفت: «اینست نشان عهدی که من می‌بندم، در میان خود و شما، و همه جانورانی که با شما باشند، نسلا بعد نسل تا به ابد: bible_en_fa I do set my bow in the cloud, and it shall be for a token of a covenant between me and the earth. قوس خود را در ابر می‌گذارم، و نشان آن عهدی که درمیان من و جهان است، خواهد بود. bible_en_fa And it shall come to pass, when I bring a cloud over the earth, that the bow shall be seen in the cloud: و هنگامی که ابر را بالای زمین گسترانم، و قوس در ابر ظاهرشود، bible_en_fa And I will remember my covenant, which is between me and you and every living creature of all flesh; and the waters shall no more become a flood to destroy all flesh. آنگاه عهد خود را که در میان من و شما وهمه جانوران ذی جسد می‌باشد، بیاد خواهم آورد. و آب طوفان دیگر نخواهد بود تا هرذی جسدی را هلاک کند. bible_en_fa And the bow shall be in the cloud; and I will look upon it, that I may remember the everlasting covenant between God and every living creature of all flesh that is upon the earth. و قوس در ابرخواهد بود، و آن را خواهم نگریست تا بیاد آورم آن عهد جاودانی را که در میان خدا و همه جانوران است، از هر ذی جسدی که بر زمین است.» bible_en_fa And God said unto Noah, This is the token of the covenant, which I have established between me and all flesh that is upon the earth. و خدا به نوح گفت: «این است نشان عهدی که استوار ساختم در میان خود و هرذی جسدی که بر زمین است.» bible_en_fa And the sons of Noah, that went forth of the ark, were Shem, and Ham, and Japheth: and Ham is the father of Canaan. و پسران نوح که از کشتی بیرون آمدند، سام و حام و یافث بودند. و حام پدر کنعان است. bible_en_fa These are the three sons of Noah: and of them was the whole earth overspread. اینانند سه پسر نوح، و از ایشان تمامی جهان منشعب شد. bible_en_fa And Noah began to be an husbandman, and he planted a vineyard: و نوح به فلاحت زمین شروع کرد، وتاکستانی غرس نمود. bible_en_fa And he drank of the wine, and was drunken; and he was uncovered within his tent. و شراب نوشیده، مست شد، و در خیمه خود عریان گردید. bible_en_fa And Ham, the father of Canaan, saw the nakedness of his father, and told his two brethren without. و حام، پدر کنعان، برهنگی پدر خود را دید و دو برادرخود را بیرون خبر داد. bible_en_fa And Shem and Japheth took a garment, and laid it upon both their shoulders, and went backward, and covered the nakedness of their father; and their faces were backward, and they saw not their father's nakedness. و سام و یافث، ردا راگرفته، بر کتف خود انداختند، و پس رفته، برهنگی پدر خود را پوشانیدند. و روی ایشان بازپس بود که برهنگی پدر خود را ندیدند. bible_en_fa And Noah awoke from his wine, and knew what his younger son had done unto him. و نوح از مستی خود به هوش آمده، دریافت که پسرکهترش با وی چه کرده بود. bible_en_fa And he said, Cursed be Canaan; a servant of servants shall he be unto his brethren. پس گفت: «کنعان ملعون باد! برادران خود را بنده بندگان باشد.» bible_en_fa And he said, Blessed be the LORD God of Shem; and Canaan shall be his servant. وگفت: «متبارک باد یهوه خدای سام! و کنعان، بنده او باشد. bible_en_fa God shall enlarge Japheth, and he shall dwell in the tents of Shem; and Canaan shall be his servant. خدا یافث را وسعت دهد، و درخیمه های سام ساکن شود، و کنعان بنده او باشد.» bible_en_fa And Noah lived after the flood three hundred and fifty years. و نوح بعد از طوفان، سیصد و پنجاه سال زندگانی کرد.پس جمله ایام نوح نهصد وپنجاه سال بود که مرد. bible_en_fa And all the days of Noah were nine hundred and fifty years: and he died. پس جمله ایام نوح نهصد وپنجاه سال بود که مرد. bible_en_fa Now these are the generations of the sons of Noah, Shem, Ham, and Japheth: and unto them were sons born after the flood. این است پیدایش پسران نوح، سام وحام و یافث. و از ایشان بعد از طوفان پسران متولد شدند. bible_en_fa The sons of Japheth; Gomer, and Magog, and Madai, and Javan, and Tubal, and Meshech, and Tiras. پسران یافث: جومر و ماجوج و مادای ویاوان و توبال و ماشک و تیراس. bible_en_fa And the sons of Gomer; Ashkenaz, and Riphath, and Togarmah. و پسران جومر: اشکناز و ریفات و توجرمه. bible_en_fa And the sons of Javan; Elishah, and Tarshish, Kittim, and Dodanim. و پسران یاوان: الیشه و ترشیش و کتیم و رودانیم. bible_en_fa By these were the isles of the Gentiles divided in their lands; every one after his tongue, after their families, in their nations. از اینان جزایرامت‌ها منشعب شدند در اراضی خود، هر یکی موافق زبان و قبیله‌اش در امت های خویش. bible_en_fa And the sons of Ham; Cush, and Mizraim, and Phut, and Canaan. و پسران حام: کوش و مصرایم و فوط وکنعان. bible_en_fa And the sons of Cush; Seba, and Havilah, and Sabtah, and Raamah, and Sabtecha: and the sons of Raamah; Sheba, and Dedan. و پسران کوش: سبا و حویله و سبته ورعمه و سبتکا. و پسران رعمه: شبا و ددان. bible_en_fa And Cush begat Nimrod: he began to be a mighty one in the earth. وکوش نمرود را آورد. او به جبار شدن در جهان شروع کرد. bible_en_fa He was a mighty hunter before the LORD: wherefore it is said, Even as Nimrod the mighty hunter before the LORD. وی در حضور خداوند صیادی جبار بود. از این جهت می‌گویند: «مثل نمرود، صیاد جبار در حضور خداوند.» bible_en_fa And the beginning of his kingdom was Babel, and Erech, and Accad, and Calneh, in the land of Shinar. و ابتدای مملکت وی، بابل بود و ارک و اکد و کلنه در زمین شنعار. bible_en_fa Out of that land went forth Asshur, and builded Nineveh, and the city Rehoboth, and Calah, از آن زمین آشور بیرون رفت، و نینوا ورحوبوت عیر، و کالح را بنا نهاد، bible_en_fa And Resen between Nineveh and Calah: the same is a great city. و ریسن را درمیان نینوا و کالح. و آن شهری بزرگ بود. bible_en_fa And Mizraim begat Ludim, and Anamim, and Lehabim, and Naphtuhim, ومصرایم لودیم و عنامیم و لهابیم و نفتوحیم راآورد. bible_en_fa And Pathrusim, and Casluhim, (out of whom came Philistim,) and Caphtorim. و فتروسیم و کسلوحیم را که از ایشان فلسطینیان پدید آمدند و کفتوریم را. bible_en_fa And Canaan begat Sidon his firstborn, and Heth, و کنعان، صیدون، نخست زاده خود، وحت را آورد. bible_en_fa And the Jebusite, and the Amorite, and the Girgasite, ویبوسیان و اموریان و جرجاشیان را bible_en_fa And the Hivite, and the Arkite, and the Sinite, و حویان وعرقیان و سینیان را bible_en_fa And the Arvadite, and the Zemarite, and the Hamathite: and afterward were the families of the Canaanites spread abroad. و اروادیان و صماریان وحماتیان را. و بعد از آن، قبایل کنعانیان منشعب شدند. bible_en_fa And the border of the Canaanites was from Sidon, as thou comest to Gerar, unto Gaza; as thou goest, unto Sodom, and Gomorrah, and Admah, and Zeboim, even unto Lasha. و سرحد کنعانیان از صیدون به سمت جرار تا غزه بود، و به سمت سدوم و عموره وادمه و صبوئیم تا به لاشع. bible_en_fa These are the sons of Ham, after their families, after their tongues, in their countries, and in their nations. اینانند پسران حام برحسب قبایل و زبانهای ایشان، در اراضی وامت های خود. bible_en_fa Unto Shem also, the father of all the children of Eber, the brother of Japheth the elder, even to him were children born. و از سام که پدر جمیع بنی عابر و برادریافث بزرگ بود، از او نیز اولاد متولد شد. bible_en_fa The children of Shem; Elam, and Asshur, and Arphaxad, and Lud, and Aram. پسران سام: عیلام و آشور و ارفکشاد و لود وارام. bible_en_fa And the children of Aram; Uz, and Hul, and Gether, and Mash. و پسران ارام: عوص و حول و جاتر وماش. bible_en_fa And Arphaxad begat Salah; and Salah begat Eber. و ارفکشاد، شالح را آورد، و شالح، عابررا آورد. bible_en_fa And unto Eber were born two sons: the name of one was Peleg; for in his days was the earth divided; and his brother's name was Joktan. و عابر را دو پسر متولد شد. یکی رافالج نام بود، زیرا که در ایام وی زمین منقسم شد. و نام برادرش یقطان. bible_en_fa And Joktan begat Almodad, and Sheleph, and Hazar-maveth, and Jerah, و یقطان، الموداد و شالف و حضرموت و یارح را آورد، bible_en_fa And Hadoram, and Uzal, and Diklah, و هدورام واوزال و دقله را، bible_en_fa And Obal, and Abimael, and Sheba, و عوبال و ابیمائیل و شبا را، bible_en_fa And Ophir, and Havilah, and Jobab: all these were the sons of Joktan. و اوفیر و حویله و یوباب را. این همه پسران یقطان بودند. bible_en_fa And their dwelling was from Mesha, as thou goest unto Sephar a mount of the east. و مسکن ایشان از میشا بود به سمت سفاره، که کوهی از کوههای شرقی است. bible_en_fa These are the sons of Shem, after their families, after their tongues, in their lands, after their nations. اینانند پسران سام برحسب قبایل و زبانهای ایشان، در اراضی خود برحسب امت های خویش.اینانند قبایل پسران نوح، برحسب پیدایش ایشان در امت های خود که از ایشان امت های جهان، بعد از طوفان منشعب شدند. bible_en_fa These are the families of the sons of Noah, after their generations, in their nations: and by these were the nations divided in the earth after the flood. اینانند قبایل پسران نوح، برحسب پیدایش ایشان در امت های خود که از ایشان امت های جهان، بعد از طوفان منشعب شدند. bible_en_fa And the whole earth was of one language, and of one speech. و تمام جهان را یک زبان و یک لغت بود. bible_en_fa And it came to pass, as they journeyed from the east, that they found a plain in the land of Shinar; and they dwelt there. و واقع شد که چون از مشرق کوچ می‌کردند، همواری‌ای در زمین شنعار یافتند و درآنجا سکنی گرفتند. bible_en_fa And they said one to another, Go to, let us make brick, and burn them throughly. And they had brick for stone, and slime had they for morter. و به یکدیگر گفتند: «بیایید، خشتها بسازیم و آنها را خوب بپزیم.» و ایشان راآجر به‌جای سنگ بود، و قیر به‌جای گچ. bible_en_fa And they said, Go to, let us build us a city and a tower, whose top may reach unto heaven; and let us make us a name, lest we be scattered abroad upon the face of the whole earth. وگفتند: «بیایید شهری برای خود بنا نهیم، و برجی را که سرش به آسمان برسد، تا نامی برای خویشتن پیدا کنیم، مبادا بر روی تمام زمین پراکنده شویم.» bible_en_fa And the LORD came down to see the city and the tower, which the children of men builded. و خداوند نزول نمود تا شهر وبرجی را که بنی آدم بنا می‌کردند، ملاحظه نماید. bible_en_fa And the LORD said, Behold, the people is one, and they have all one language; and this they begin to do: and now nothing will be restrained from them, which they have imagined to do. و خداوند گفت: «همانا قوم یکی است و جمیع ایشان را یک زبان و این کار را شروع کرده‌اند، والان هیچ کاری که قصد آن بکنند، از ایشان ممتنع نخواهد شد. bible_en_fa Go to, let us go down, and there confound their language, that they may not understand one another's speech. اکنون نازل شویم و زبان ایشان رادر آنجا مشوش سازیم تا سخن یکدیگر رانفهمند.» bible_en_fa So the LORD scattered them abroad from thence upon the face of all the earth: and they left off to build the city. پس خداوند ایشان را از آنجا بر روی تمام زمین پراکنده ساخت و از بنای شهر بازماندند. bible_en_fa Therefore is the name of it called Babel; because the LORD did there confound the language of all the earth: and from thence did the LORD scatter them abroad upon the face of all the earth. از آن سبب آنجا را بابل نامیدند، زیرا که در آنجا خداوند لغت تمامی اهل جهان رامشوش ساخت. و خداوند ایشان را از آنجا برروی تمام زمین پراکنده نمود. bible_en_fa These are the generations of Shem: Shem was an hundred years old, and begat Arphaxad two years after the flood: این است پیدایش سام. چون سام صد ساله بود، ارفکشاد را دو سال بعد از طوفان آورد. bible_en_fa And Shem lived after he begat Arphaxad five hundred years, and begat sons and daughters. وسام بعد از آوردن ارفکشاد، پانصد سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد. bible_en_fa And Arphaxad lived five and thirty years, and begat Salah: و ارفکشاد سی وپنج سال بزیست و شالح را آورد. bible_en_fa And Arphaxad lived after he begat Salah four hundred and three years, and begat sons and daughters. و ارفکشادبعد از آوردن شالح، چهار صد و سه سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد. bible_en_fa And Salah lived thirty years, and begat Eber: و شالح سی سال بزیست، و عابر را آورد. bible_en_fa And Salah lived after he begat Eber four hundred and three years, and begat sons and daughters. و شالح بعد از آوردن عابر، چهارصد و سه سال زندگانی کرد و پسران ودختران آورد. bible_en_fa And Eber lived four and thirty years, and begat Peleg: و عابر سی و چهار سال بزیست و فالج را آورد. bible_en_fa And Eber lived after he begat Peleg four hundred and thirty years, and begat sons and daughters. و عابر بعد از آوردن فالج، چهار صد و سی سال زندگانی کرد و پسران ودختران آورد. bible_en_fa And Peleg lived thirty years, and begat Reu: و فالج سی سال بزیست، و رعورا آورد. bible_en_fa And Peleg lived after he begat Reu two hundred and nine years, and begat sons and daughters. و فالج بعد از آوردن رعو، دویست ونه سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد. bible_en_fa And Reu lived two and thirty years, and begat Serug: ورعو سی و دو سال بزیست، و سروج را آورد. bible_en_fa And Reu lived after he begat Serug two hundred and seven years, and begat sons and daughters. ورعو بعد از آوردن سروج، دویست و هفت سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد. bible_en_fa And Serug lived thirty years, and begat Nahor: وسروج سی سال بزیست، و ناحور را آورد. bible_en_fa And Serug lived after he begat Nahor two hundred years, and begat sons and daughters. وسروج بعد از آوردن ناحور، دویست سال بزیست و پسران و دختران آورد. bible_en_fa And Nahor lived nine and twenty years, and begat Terah: و ناحور بیست و نه سال بزیست، و تارح را آورد. bible_en_fa And Nahor lived after he begat Terah an hundred and nineteen years, and begat sons and daughters. و ناحور بعد ازآوردن تارح، صد و نوزده سال زندگانی کرد وپسران و دختران آورد. bible_en_fa And Terah lived seventy years, and begat Abram, Nahor, and Haran. و تارح هفتاد سال بزیست، و ابرام و ناحور و هاران را آورد. bible_en_fa Now these are the generations of Terah: Terah begat Abram, Nahor, and Haran; and Haran begat Lot. و این است پیدایش تارح که تارح، ابرام وناحور و هاران را آورد، و هاران، لوط را آورد. bible_en_fa And Haran died before his father Terah in the land of his nativity, in Ur of the Chaldees. وهاران پیش پدر خود، تارح در زادبوم خویش دراور کلدانیان بمرد. bible_en_fa And Abram and Nahor took them wives: the name of Abram's wife was Sarai; and the name of Nahor's wife, Milcah, the daughter of Haran, the father of Milcah, and the father of Iscah. و ابرام و ناحور زنان برای خود گرفتند. زن ابرام را سارای نام بود. و زن ناحور را ملکه نام بود، دختر هاران، پدر ملکه وپدر یسکه. bible_en_fa But Sarai was barren; she had no child. اما سارای نازاد مانده، ولدی نیاورد. bible_en_fa And Terah took Abram his son, and Lot the son of Haran his son's son, and Sarai his daughter in law, his son Abram's wife; and they went forth with them from Ur of the Chaldees, to go into the land of Canaan; and they came unto Haran, and dwelt there. پس تارح پسر خود ابرام، و نواده خودلوط، پسر هاران، و عروس خود سارای، زوجه پسرش ابرام را برداشته، با ایشان از اور کلدانیان بیرون شدند تا به ارض کنعان بروند، و به حران رسیده، در آنجا توقف نمودند.و مدت زندگانی تارح، دویست و پنج سال بود، و تارح درحران مرد. bible_en_fa And the days of Terah were two hundred and five years: and Terah died in Haran. و مدت زندگانی تارح، دویست و پنج سال بود، و تارح درحران مرد. bible_en_fa Now the LORD had said unto Abram, Get thee out of thy country, and from thy kindred, and from thy father's house, unto a land that I will shew thee: و خداوند به ابرام گفت: «از ولایت خود، و از مولد خویش و از خانه پدرخود بسوی زمینی که به تو نشان دهم بیرون شو، bible_en_fa And I will make of thee a great nation, and I will bless thee, and make thy name great; and thou shalt be a blessing: و از تو امتی عظیم پیدا کنم و تو را برکت دهم، ونام تو را بزرگ سازم، و تو برکت خواهی بود. bible_en_fa And I will bless them that bless thee, and curse him that curseth thee: and in thee shall all families of the earth be blessed. وبرکت دهم به آنانی که تو را مبارک خوانند، ولعنت کنم به آنکه تو را ملعون خواند. و از توجمیع قبایل جهان برکت خواهند یافت.» bible_en_fa So Abram departed, as the LORD had spoken unto him; and Lot went with him: and Abram was seventy and five years old when he departed out of Haran. پس ابرام، چنانکه خداوند بدو فرموده بود، روانه شد. و لوط همراه وی رفت. و ابرام هفتاد و پنج ساله بود، هنگامی که از حران بیرون آمد. bible_en_fa And Abram took Sarai his wife, and Lot his brother's son, and all their substance that they had gathered, and the souls that they had gotten in Haran; and they went forth to go into the land of Canaan; and into the land of Canaan they came. و ابرام زن خود سارای، و برادرزاده خود لوط، و همه اموال اندوخته خود را با اشخاصی که در حران پیداکرده بودند، برداشته، به عزیمت زمین کنعان بیرون شدند، و به زمین کنعان داخل شدند. bible_en_fa And Abram passed through the land unto the place of Sichem, unto the plain of Moreh. And the Canaanite was then in the land. وابرام در زمین می‌گشت تا مکان شکیم تا بلوطستان موره. و در آنوقت کنعانیان در آن زمین بودند. bible_en_fa And the LORD appeared unto Abram, and said, Unto thy seed will I give this land: and there builded he an altar unto the LORD, who appeared unto him. وخداوند بر ابرام ظاهر شده، گفت: «به ذریت تو این زمین را می‌بخشم.» و در آنجا مذبحی برای خداوند که بر وی ظاهر شد، بنا نمود. bible_en_fa And he removed from thence unto a mountain on the east of Bethel, and pitched his tent, having Bethel on the west, and Hai on the east: and there he builded an altar unto the LORD, and called upon the name of the LORD. پس، ازآنجا به کوهی که به شرقی بیت ئیل است، کوچ کرده، خیمه خود را برپا نمود. و بیت ئیل بطرف غربی و عای بطرف شرقی آن بود. و در آنجامذبحی برای خداوند بنا نمود و نام یهوه را خواند. bible_en_fa And Abram journeyed, going on still toward the south. و ابرام طی مراحل و منازل کرده، به سمت جنوب کوچید. bible_en_fa And there was a famine in the land: and Abram went down into Egypt to sojourn there; for the famine was grievous in the land. و قحطی در آن زمین شد، و ابرام به مصرفرود آمد تا در آنجا بسر برد، زیرا که قحط درزمین شدت می‌کرد. bible_en_fa And it came to pass, when he was come near to enter into Egypt, that he said unto Sarai his wife, Behold now, I know that thou art a fair woman to look upon: و واقع شد که چون نزدیک به ورود مصر شد، به زن خود سارای گفت: «اینک می‌دانم که تو زن نیکومنظر هستی. bible_en_fa Therefore it shall come to pass, when the Egyptians shall see thee, that they shall say, This is his wife: and they will kill me, but they will save thee alive. همانا چون اهل مصر تو را بینند، گویند: "این زوجه اوست." پس مرا بکشند و تو را زنده نگاه دارند. bible_en_fa Say, I pray thee, thou art my sister: that it may be well with me for thy sake; and my soul shall live because of thee. پس بگو که تو خواهر من هستی تا به‌خاطر تو برای من خیریت شود و جانم بسبب توزنده ماند.» bible_en_fa And it came to pass, that, when Abram was come into Egypt, the Egyptians beheld the woman that she was very fair. و به مجرد ورود ابرام به مصر، اهل مصر آن زن را دیدند که بسیار خوش منظر است. bible_en_fa The princes also of Pharaoh saw her, and commended her before Pharaoh: and the woman was taken into Pharaoh's house. و امرای فرعون او را دیدند، و او را درحضور فرعون ستودند. پس وی را به خانه فرعون در‌آوردند. bible_en_fa And he entreated Abram well for her sake: and he had sheep, and oxen, and he asses, and menservants, and maidservants, and she asses, and camels. و بخاطر وی با ابرام احسان نمود، و او صاحب میشها و گاوان وحماران و غلامان و کنیزان و ماده الاغان وشتران شد. bible_en_fa And the LORD plagued Pharaoh and his house with great plagues because of Sarai Abram's wife. و خداوند فرعون و اهل خانه اورا بسبب سارای، زوجه ابرام به بلایای سخت مبتلا ساخت. bible_en_fa And Pharaoh called Abram, and said, What is this that thou hast done unto me? why didst thou not tell me that she was thy wife? و فرعون ابرام را خوانده، گفت: «این چیست که به من کردی؟ چرا مرا خبرندادی که او زوجه توست؟ bible_en_fa Why saidst thou, She is my sister? so I might have taken her to me to wife: now therefore behold thy wife, take her, and go thy way. چرا گفتی: اوخواهر منست، که او را به زنی گرفتم؟ و الان، اینک زوجه تو. او را برداشته، روانه شو!»آنگاه فرعون در خصوص وی، کسان خود راامر فرمود تا او را با زوجه‌اش و تمام مایملکش روانه نمودند. bible_en_fa And Pharaoh commanded his men concerning him: and they sent him away, and his wife, and all that he had. آنگاه فرعون در خصوص وی، کسان خود راامر فرمود تا او را با زوجه‌اش و تمام مایملکش روانه نمودند. bible_en_fa And Abram went up out of Egypt, he, and his wife, and all that he had, and Lot with him, into the south. و ابرام با زن خود، و تمام اموال خویش، و لوط، از مصر به جنوب آمدند. bible_en_fa And Abram was very rich in cattle, in silver, and in gold. وابرام از مواشی و نقره و طلا، بسیار دولتمند بود. bible_en_fa And he went on his journeys from the south even to Bethel, unto the place where his tent had been at the beginning, between Bethel and Hai; پس، از جنوب، طی منازل کرده، به بیت ئیل آمد، بدانجایی که خیمه‌اش در ابتدا بود، در میان بیت ئیل و عای، bible_en_fa Unto the place of the altar, which he had made there at the first: and there Abram called on the name of the LORD. به مقام آن مذبحی که اول بنانهاده بود، و در آنجا ابرام نام یهوه را خواند. bible_en_fa And Lot also, which went with Abram, had flocks, and herds, and tents. ولوط را نیز که همراه ابرام بود، گله و رمه و خیمه هابود. bible_en_fa And the land was not able to bear them, that they might dwell together: for their substance was great, so that they could not dwell together. و زمین گنجایش ایشان را نداشت که دریکجا ساکن شوند زیرا که اندوخته های ایشان بسیار بود، و نتوانستند در یک جا سکونت کنند. bible_en_fa And there was a strife between the herdmen of Abram's cattle and the herdmen of Lot's cattle: and the Canaanite and the Perizzite dwelled then in the land. و در میان شبانان مواشی ابرام و شبانان مواشی لوط نزاع افتاد. و در آن هنگام کنعانیان و فرزیان، ساکن زمین بودند. bible_en_fa And Abram said unto Lot, Let there be no strife, I pray thee, between me and thee, and between my herdmen and thy herdmen; for we be brethren. پس ابرام به لوط گفت: «زنهاردر میان من و تو، و در میان شبانان من و شبانان تونزاعی نباشد، زیرا که ما برادریم. bible_en_fa Is not the whole land before thee? separate thyself, I pray thee, from me: if thou wilt take the left hand, then I will go to the right; or if thou depart to the right hand, then I will go to the left. مگر تمام زمین پیش روی تو نیست؟ ملتمس اینکه از من جداشوی. اگر به‌جانب چپ روی، من بسوی راست خواهم رفت و اگر بطرف راست روی، من به‌جانب چپ خواهم رفت.» bible_en_fa And Lot lifted up his eyes, and beheld all the plain of Jordan, that it was well watered every where, before the LORD destroyed Sodom and Gomorrah, even as the garden of the LORD, like the land of Egypt, as thou comest unto Zoar. آنگاه لوط چشمان خود را برافراشت، وتمام وادی اردن را بدید که همه‌اش مانند باغ خداوند و زمین مصر، به طرف صوغر، سیراب بود، قبل از آنکه خداوند سدوم و عموره راخراب سازد. bible_en_fa Then Lot chose him all the plain of Jordan; and Lot journeyed east: and they separated themselves the one from the other. پس لوط تمام وادی اردن را برای خود اختیار کرد، و لوط بطرف شرقی کوچ کرد، واز یکدیگر جدا شدند. bible_en_fa Abram dwelled in the land of Canaan, and Lot dwelled in the cities of the plain, and pitched his tent toward Sodom. ابرام در زمین کنعان ماند، و لوط در بلاد وادی ساکن شد، و خیمه خودرا تا سدوم نقل کرد. bible_en_fa But the men of Sodom were wicked and sinners before the LORD exceedingly. لکن مردمان سدوم بسیار شریر و به خداوند خطاکار بودند. bible_en_fa And the LORD said unto Abram, after that Lot was separated from him, Lift up now thine eyes, and look from the place where thou art northward, and southward, and eastward, and westward: و بعد از جداشدن لوط از وی، خداوند به ابرام گفت: «اکنون توچشمان خود را برافراز و از مکانی که در آن هستی، بسوی شمال و جنوب، و مشرق و مغرب بنگر bible_en_fa For all the land which thou seest, to thee will I give it, and to thy seed for ever. زیرا تمام این زمین را که می‌بینی به تو وذریت تو تا به ابد خواهم بخشید. bible_en_fa And I will make thy seed as the dust of the earth: so that if a man can number the dust of the earth, then shall thy seed also be numbered. و ذریت تو رامانند غبار زمین گردانم. چنانکه اگر کسی غبارزمین را تواند شمرد، ذریت تو نیز شمرده شود. bible_en_fa Arise, walk through the land in the length of it and in the breadth of it; for I will give it unto thee. برخیز و در طول و عرض زمین گردش کن زیراکه آن را به تو خواهم داد.»و ابرام خیمه خودرا نقل کرده، روانه شد و در بلوطستان ممری که در حبرون است، ساکن گردید، و در آنجا مذبحی برای یهوه بنا نهاد. bible_en_fa Then Abram removed his tent, and came and dwelt in the plain of Mamre, which is in Hebron, and built there an altar unto the LORD. و ابرام خیمه خودرا نقل کرده، روانه شد و در بلوطستان ممری که در حبرون است، ساکن گردید، و در آنجا مذبحی برای یهوه بنا نهاد. bible_en_fa And it came to pass in the days of Amraphel king of Shinar, Arioch king of Ellasar, Chedorlaomer king of Elam, and Tidal king of nations; و واقع شد در ایام امرافل، ملک شنعار، و اریوک، ملک الاسار، و کدرلاعمر، ملک عیلام، و تدعال، ملک امت‌ها، bible_en_fa That these made war with Bera king of Sodom, and with Birsha king of Gomorrah, Shinab king of Admah, and Shemeber king of Zeboiim, and the king of Bela, which is Zoar. که ایشان بابارع، ملک سدوم، و برشاع ملک عموره، وشناب، ملک ادمه، و شمئیبر، ملک صبوئیم، وملک بالع که صوغر باشد، جنگ کردند. bible_en_fa All these were joined together in the vale of Siddim, which is the salt sea. این همه در وادی سدیم که بحرالملح باشد، با هم پیوستند. bible_en_fa Twelve years they served Chedorlaomer, and in the thirteenth year they rebelled. دوازده سال، کدرلاعمر را بندگی کردند، و در سال سیزدهم، بر وی شوریدند. bible_en_fa And in the fourteenth year came Chedorlaomer, and the kings that were with him, and smote the Rephaims in Ashteroth Karnaim, and the Zuzims in Ham, and the Emims in Shaveh Kiriathaim, ودر سال چهاردهم، کدرلاعمر با ملوکی که با وی بودند، آمده، رفائیان را در عشتروت قرنین، وزوزیان را در هام، و ایمیان را در شاوه قریتین، شکست دادند. bible_en_fa And the Horites in their mount Seir, unto El-paran, which is by the wilderness. و حوریان را در کوه ایشان، سعیر، تا ایل فاران که متصل به صحراست. bible_en_fa And they returned, and came to En-mishpat, which is Kadesh, and smote all the country of the Amalekites, and also the Amorites that dwelt in Hazezon-tamar. پس برگشته، به عین مشفاط که قادش باشد، آمدند، وتمام مرز و بوم عمالقه و اموریان را نیز که درحصون تامار ساکن بودند، شکست دادند. bible_en_fa And there went out the king of Sodom, and the king of Gomorrah, and the king of Admah, and the king of Zeboiim, and the king of Bela (the same is Zoar;) and they joined battle with them in the vale of Siddim; آنگاه ملک سدوم و ملک عموره و ملک ادمه و ملک صبوئیم و ملک بالع که صوغر باشد، بیرون آمده، با ایشان در وادی سدیم، صف آرایی نمودند. bible_en_fa With Chedorlaomer the king of Elam, and with Tidal king of nations, and Amraphel king of Shinar, and Arioch king of Ellasar; four kings with five. باکدرلاعمر ملک عیلام و تدعال، ملک امت‌ها وامرافل، ملک شنعار و اریوک ملک الاسار، چهارملک با پنج. bible_en_fa And the vale of Siddim was full of slimepits; and the kings of Sodom and Gomorrah fled, and fell there; and they that remained fled to the mountain. و وادی سدیم پر از چاههای قیربود. پس ملوک سدوم و عموره گریخته، در آنجاافتادند و باقیان به کوه فرار کردند. bible_en_fa And they took all the goods of Sodom and Gomorrah, and all their victuals, and went their way. و جمیع اموال سدوم و عموره را با تمامی ماکولات آنهاگرفته، برفتند. bible_en_fa And they took Lot, Abram's brother's son, who dwelt in Sodom, and his goods, and departed. و لوط، برادرزاده ابرام را که درسدوم ساکن بود، با آنچه داشت برداشته، رفتند. bible_en_fa And there came one that had escaped, and told Abram the Hebrew; for he dwelt in the plain of Mamre the Amorite, brother of Eschol, and brother of Aner: and these were confederate with Abram. و یکی که نجات یافته بود آمده، ابرام عبرانی را خبر داد. و او در بلوطستان ممری آموری که برادر اشکول و عانر بود، ساکن بود. وایشان با ابرام هم عهد بودند. bible_en_fa And when Abram heard that his brother was taken captive, he armed his trained servants, born in his own house, three hundred and eighteen, and pursued them unto Dan. چون ابرام ازاسیری برادر خود آگاهی یافت، سیصد و هجده تن از خانه زادان کارآزموده خود را بیرون آورده، در عقب ایشان تا دان بتاخت. bible_en_fa And he divided himself against them, he and his servants, by night, and smote them, and pursued them unto Hobah, which is on the left hand of Damascus. شبانگاه، او وملازمانش، بر ایشان فرقه فرقه شده، ایشان راشکست داده، تا به حوبه که به شمال دمشق واقع است، تعاقب نمودند. bible_en_fa And he brought back all the goods, and also brought again his brother Lot, and his goods, and the women also, and the people. و همه اموال را بازگرفت، و برادر خود، لوط و اموال او را نیز با زنان و مردان باز آورد. bible_en_fa And the king of Sodom went out to meet him after his return from the slaughter of Chedorlaomer, and of the kings that were with him, at the valley of Shaveh, which is the king's dale. و بعد از مراجعت وی از شکست دادن کدرلاعمر و ملوکی که با وی بودند، ملک سدوم تابه وادی شاوه، که وادی الملک باشد، به استقبال وی بیرون آمد. bible_en_fa And Melchizedek king of Salem brought forth bread and wine: and he was the priest of the most high God. و ملکیصدق، ملک سالیم، نان و شراب بیرون آورد. و او کاهن خدای تعالی بود، bible_en_fa And he blessed him, and said, Blessed be Abram of the most high God, possessor of heaven and earth: و او را مبارک خوانده، گفت: «مبارک باد ابرام ازجانب خدای تعالی، مالک آسمان و زمین. bible_en_fa And blessed be the most high God, which hath delivered thine enemies into thy hand. And he gave him tithes of all. و متبارک باد خدای تعالی، که دشمنانت را به‌دستت تسلیم کرد.» و او را از هر چیز، ده‌یک داد. bible_en_fa And the king of Sodom said unto Abram, Give me the persons, and take the goods to thyself. و ملک سدوم به ابرام گفت: «مردم را به من واگذار و اموال را برای خود نگاه دار.» bible_en_fa And Abram said to the king of Sodom, I have lift up mine hand unto the LORD, the most high God, the possessor of heaven and earth, ابرام به ملک سدوم گفت: «دست خود را به یهوه خدای تعالی، مالک آسمان و زمین، برافراشتم، bible_en_fa That I will not take from a thread even to a shoelatchet, and that I will not take any thing that is thine, lest thou shouldest say, I have made Abram rich: که ازاموال تو رشته‌ای یا دوال نعلینی بر نگیرم، مباداگویی "من ابرام را دولتمند ساختم".مگر فقطآنچه جوانان خوردند و بهره عانر و اشکول وممری که همراه من رفتند، ایشان بهره خود رابردارند.» bible_en_fa Save only that which the young men have eaten, and the portion of the men which went with me, Aner, Eshcol, and Mamre; let them take their portion. مگر فقطآنچه جوانان خوردند و بهره عانر و اشکول وممری که همراه من رفتند، ایشان بهره خود رابردارند.» bible_en_fa After these things the word of the LORD came unto Abram in a vision, saying, Fear not, Abram: I am thy shield, and thy exceeding great reward. بعد از این وقایع، کلام خداوند دررویا، به ابرام رسیده، گفت: «ای ابرام مترس، من سپر تو هستم، و اجر بسیار عظیم تو.» bible_en_fa And Abram said, Lord GOD, what wilt thou give me, seeing I go childless, and the steward of my house is this Eliezer of Damascus? ابرام گفت: «ای خداوند یهوه، مرا چه خواهی داد، و من بی‌اولاد می‌روم، و مختارخانه‌ام، این العاذار دمشقی است؟» bible_en_fa And Abram said, Behold, to me thou hast given no seed: and, lo, one born in my house is mine heir. و ابرام گفت: «اینک مرا نسلی ندادی، و خانه زادم وارث من است.» bible_en_fa And, behold, the word of the LORD came unto him, saying, This shall not be thine heir; but he that shall come forth out of thine own bowels shall be thine heir. در ساعت، کلام خداوند به وی دررسیده، گفت: «این وارث تو نخواهد بود، بلکه کسی‌که از صلب تو درآید، وارث تو خواهدبود.» bible_en_fa And he brought him forth abroad, and said, Look now toward heaven, and tell the stars, if thou be able to number them: and he said unto him, So shall thy seed be. و او را بیرون آورده، گفت: «اکنون بسوی آسمان بنگر و ستارگان را بشمار، هرگاه آنها راتوانی شمرد.» پس به وی گفت: «ذریت تو چنین خواهد بود.» bible_en_fa And he believed in the LORD; and he counted it to him for righteousness. و به خداوند ایمان آورد، و او، این را برای وی عدالت محسوب کرد. bible_en_fa And he said unto him, I am the LORD that brought thee out of Ur of the Chaldees, to give thee this land to inherit it. پس وی راگفت: «من هستم یهوه که تو را از اور کلدانیان بیرون آوردم، تا این زمین را به ارثیت، به تو بخشم.» bible_en_fa And he said, Lord GOD, whereby shall I know that I shall inherit it? گفت: «ای خداوند یهوه، به چه نشان بدانم که وارث آن خواهم بود؟» bible_en_fa And he said unto him, Take me an heifer of three years old, and a she goat of three years old, and a ram of three years old, and a turtledove, and a young pigeon. به وی گفت: «گوساله ماده سه ساله و بز ماده سه ساله و قوچی سه ساله و قمری و کبوتری برای من بگیر.» bible_en_fa And he took unto him all these, and divided them in the midst, and laid each piece one against another: but the birds divided he not. پس این همه را بگرفت، و آنها را از میان، دوپاره کرد، و هر پاره‌ای را مقابل جفتش گذاشت، لکن مرغان را پاره نکرد. bible_en_fa And when the fowls came down upon the carcases, Abram drove them away. و چون لاشخورها برلاشه‌ها فرود آمدند، ابرام آنها را راند. bible_en_fa And when the sun was going down, a deep sleep fell upon Abram; and, lo, an horror of great darkness fell upon him. و چون آفتاب غروب می‌کرد، خوابی گران بر ابرام مستولی شد، و اینک تاریکی ترسناک سخت، اورا فرو گرفت. bible_en_fa And he said unto Abram, Know of a surety that thy seed shall be a stranger in a land that is not theirs, and shall serve them; and they shall afflict them four hundred years; پس به ابرام گفت: «یقین بدان که ذریت تو در زمینی که از آن ایشان نباشد، غریب خواهند بود، و آنها را بندگی خواهند کرد، و آنهاچهارصد سال ایشان را مظلوم خواهند داشت. bible_en_fa And also that nation, whom they shall serve, will I judge: and afterward shall they come out with great substance. و بر آن امتی که ایشان بندگان آنها خواهند بود، من داوری خواهم کرد. و بعد از آن با اموال بسیاربیرون خواهند آمد. bible_en_fa And thou shalt go to thy fathers in peace; thou shalt be buried in a good old age. و تو نزد پدران خود به سلامتی خواهی رفت، و در‌پیری نیکو مدفون خواهی شد. bible_en_fa But in the fourth generation they shall come hither again: for the iniquity of the Amorites is not yet full. و در پشت چهارم بدینجاخواهند برگشت، زیرا گناه اموریان هنوز تمام نشده است.» bible_en_fa And it came to pass, that, when the sun went down, and it was dark, behold a smoking furnace, and a burning lamp that passed between those pieces. و واقع شد که چون آفتاب غروب کرده بودو تاریک شد، تنوری پر دود و چراغی مشتعل ازمیان آن پاره‌ها گذر نمود. bible_en_fa In the same day the LORD made a covenant with Abram, saying, Unto thy seed have I given this land, from the river of Egypt unto the great river, the river Euphrates: در آن روز، خداوندبا ابرام عهد بست و گفت: «این زمین را از نهر مصرتا به نهر عظیم، یعنی نهر فرات، به نسل توبخشیده‌ام، bible_en_fa The Kenites, and the Kenizzites, and the Kadmonites, یعنی قینیان و قنزیان و قدمونیان وحتیان و فرزیان و رفائیان،و اموریان و کنعانیان و جرجاشیان و یبوسیان را.» bible_en_fa And the Hittites, and the Perizzites, and the Rephaims, و اموریان و کنعانیان و جرجاشیان و یبوسیان را.» bible_en_fa And the Amorites, and the Canaanites, and the Girgashites, and the Jebusites. و سارای، زوجه ابرام، برای وی فرزندی نیاورد. و او را کنیزی مصری، هاجر نام بود. bible_en_fa Now Sarai Abram's wife bare him no children: and she had an handmaid, an Egyptian, whose name was Hagar. پس سارای به ابرام گفت: «اینک خداوند مرا از زاییدن باز داشت. پس به کنیز من درآی، شاید از او بنا شوم.» و ابرام سخن سارای را قبول نمود. bible_en_fa And Sarai said unto Abram, Behold now, the LORD hath restrained me from bearing: I pray thee, go in unto my maid; it may be that I may obtain children by her. And Abram hearkened to the voice of Sarai. و چون ده سال از اقامت ابرام درزمین کنعان سپری شد، سارای زوجه ابرام، کنیزخود هاجر مصری را برداشته، او را به شوهرخود، ابرام، به زنی داد. bible_en_fa And Sarai Abram's wife took Hagar her maid the Egyptian, after Abram had dwelt ten years in the land of Canaan, and gave her to her husband Abram to be his wife. پس به هاجر درآمد و اوحامله شد. و چون دید که حامله است، خاتونش بنظر وی حقیر شد. bible_en_fa And he went in unto Hagar, and she conceived: and when she saw that she had conceived, her mistress was despised in her eyes. و سارای به ابرام گفت: «ظلم من بر تو باد! من کنیز خود را به آغوش تو دادم وچون آثار حمل در خود دید، در نظر او حقیرشدم. خداوند در میان من و تو داوری کند.» bible_en_fa And Sarai said unto Abram, My wrong be upon thee: I have given my maid into thy bosom; and when she saw that she had conceived, I was despised in her eyes: the LORD judge between me and thee. ابرام به سارای گفت: «اینک کنیز تو به‌دست توست، آنچه پسند نظر تو باشد با وی بکن.» پس چون سارای با وی بنای سختی نهاد، او از نزد وی بگریخت. bible_en_fa But Abram said unto Sarai, Behold, thy maid is in thy hand; do to her as it pleaseth thee. And when Sarai dealt hardly with her, she fled from her face. و فرشته خداوند او را نزد چشمه آب دربیابان، یعنی چشمه‌ای که به راه شور است، یافت. bible_en_fa And the angel of the LORD found her by a fountain of water in the wilderness, by the fountain in the way to Shur. و گفت: «ای هاجر کنیز سارای، از کجا آمدی وکجا می‌روی؟» گفت: «من از حضور خاتون خودسارای گریخته‌ام.» bible_en_fa And he said, Hagar, Sarai's maid, whence camest thou? and whither wilt thou go? And she said, I flee from the face of my mistress Sarai. فرشته خداوند به وی گفت: «نزد خاتون خود برگرد و زیر دست او مطیع شو.» bible_en_fa And the angel of the LORD said unto her, Return to thy mistress, and submit thyself under her hands. و فرشته خداوند به وی گفت: «ذریت تو رابسیار افزون گردانم، به حدی که از کثرت به شماره نیایند.» bible_en_fa And the angel of the LORD said unto her, I will multiply thy seed exceedingly, that it shall not be numbered for multitude. و فرشته خداوند وی را گفت: «اینک حامله هستی و پسری خواهی زایید، و او را اسماعیل نام خواهی نهاد، زیرا خداوند تظلم تو را شنیده است. bible_en_fa And the angel of the LORD said unto her, Behold, thou art with child, and shalt bear a son, and shalt call his name Ishmael; because the LORD hath heard thy affliction. و او مردی وحشی خواهدبود، دست وی به ضد هر کس و دست هر کس به ضد او، و پیش روی همه برادران خود ساکن خواهد بود.» bible_en_fa And he will be a wild man; his hand will be against every man, and every man's hand against him; and he shall dwell in the presence of all his brethren. و او، نام خداوند را که با وی تکلم کرد، «انت ایل رئی» خواند، زیرا گفت: «آیا اینجانیز به عقب او که مرا می‌بیند، نگریستم.» bible_en_fa And she called the name of the LORD that spake unto her, Thou God seest me: for she said, Have I also here looked after him that seeth me? از این سبب آن چاه را «بئرلحی رئی» نامیدند، اینک درمیان قادش و بارد است. bible_en_fa Wherefore the well was called Beer-lahai-roi; behold, it is between Kadesh and Bered. و هاجر از ابرام پسری زایید، و ابرام پسر خود را که هاجر زایید، اسماعیل نام نهاد.و ابرام هشتاد و شش ساله بود چون هاجر اسماعیل را برای ابرام بزاد. bible_en_fa And Hagar bare Abram a son: and Abram called his son's name, which Hagar bare, Ishmael. و ابرام هشتاد و شش ساله بود چون هاجر اسماعیل را برای ابرام بزاد. bible_en_fa And Abram was fourscore and six years old, when Hagar bare Ishmael to Abram. و چون ابرام نود و نه ساله بود، خداوندبر ابرام ظاهر شده، گفت: «من هستم خدای قادر مطلق، پیش روی من بخرام و کامل شو، bible_en_fa And when Abram was ninety years old and nine, the LORD appeared to Abram, and said unto him, I am the Almighty God; walk before me, and be thou perfect. و عهد خویش را در میان خود و تو خواهم بست، و تو را بسیاربسیار کثیر خواهم گردانید.» bible_en_fa And I will make my covenant between me and thee, and will multiply thee exceedingly. آنگاه ابرام به روی در‌افتاد و خدا به وی خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And Abram fell on his face: and God talked with him, saying, «اما من اینک عهد من با توست و توپدر امت های بسیار خواهی بود. bible_en_fa As for me, behold, my covenant is with thee, and thou shalt be a father of many nations. و نام تو بعد ازاین ابرام خوانده نشود بلکه نام تو ابراهیم خواهدبود، زیرا که تو را پدر امت های بسیار گردانیدم. bible_en_fa Neither shall thy name any more be called Abram, but thy name shall be Abraham; for a father of many nations have I made thee. و تو را بسیار بارور نمایم و امت‌ها از تو پدیدآورم و پادشاهان از تو به وجود آیند. bible_en_fa And I will make thee exceeding fruitful, and I will make nations of thee, and kings shall come out of thee. و عهدخویش را در میان خود و تو، و ذریتت بعد از تو، استوار گردانم که نسلا بعد نسل عهد جاودانی باشد، تا تو را و بعد از تو ذریت تو را خدا باشم. bible_en_fa And I will establish my covenant between me and thee and thy seed after thee in their generations for an everlasting covenant, to be a God unto thee, and to thy seed after thee. وزمین غربت تو، یعنی تمام زمین کنعان را، به تو و بعد از تو به ذریت تو به ملکیت ابدی دهم، وخدای ایشان خواهم بود.» bible_en_fa And I will give unto thee, and to thy seed after thee, the land wherein thou art a stranger, all the land of Canaan, for an everlasting possession; and I will be their God. پس خدا به ابراهیم گفت: «و اما تو عهد مرا نگاه دار، تو و بعد از توذریت تو در نسلهای ایشان. bible_en_fa And God said unto Abraham, Thou shalt keep my covenant therefore, thou, and thy seed after thee in their generations. این است عهد من که نگاه خواهید داشت، در میان من و شما و ذریت تو بعد از تو هر ذکوری از شما مختون شود، bible_en_fa This is my covenant, which ye shall keep, between me and you and thy seed after thee; Every man child among you shall be circumcised. وگوشت قلفه خود را مختون سازید، تا نشان آن عهدی باشد که در میان من و شماست. bible_en_fa And ye shall circumcise the flesh of your foreskin; and it shall be a token of the covenant betwixt me and you. هر پسرهشت روزه از شما مختون شود. هر ذکوری درنسلهای شما، خواه خانه زاد خواه زرخرید، ازاولاد هر اجنبی که از ذریت تو نباشد، bible_en_fa And he that is eight days old shall be circumcised among you, every man child in your generations, he that is born in the house, or bought with money of any stranger, which is not of thy seed. هرخانه زاد تو و هر زر خرید تو البته مختون شود تاعهد من در گوشت شما عهد جاودانی باشد. bible_en_fa He that is born in thy house, and he that is bought with thy money, must needs be circumcised: and my covenant shall be in your flesh for an everlasting covenant. واما هر ذکور نامختون که گوشت قلفه او ختنه نشود، آن کس از قوم خود منقطع شود، زیرا که عهد مرا شکسته است.» bible_en_fa And the uncircumcised man child whose flesh of his foreskin is not circumcised, that soul shall be cut off from his people; he hath broken my covenant. و خدا به ابراهیم گفت: «اما زوجه توسارای، نام او را سارای مخوان، بلکه نام او ساره باشد. bible_en_fa And God said unto Abraham, As for Sarai thy wife, thou shalt not call her name Sarai, but Sarah shall her name be. و او را برکت خواهم داد و پسری نیز ازوی به تو خواهم بخشید. او را برکت خواهم داد وامتها از وی به وجود خواهند آمد، و ملوک امتهااز وی پدید خواهند شد.» bible_en_fa And I will bless her, and give thee a son also of her: yea, I will bless her, and she shall be a mother of nations; kings of people shall be of her. آنگاه ابراهیم به روی در‌افتاده، بخندید و در دل خود گفت: «آیابرای مرد صد ساله پسری متولد شود و ساره درنود سالگی بزاید؟» bible_en_fa Then Abraham fell upon his face, and laughed, and said in his heart, Shall a child be born unto him that is an hundred years old? and shall Sarah, that is ninety years old, bear? و ابراهیم به خدا گفت: «کاش که اسماعیل در حضور تو زیست کند.» bible_en_fa And Abraham said unto God, O that Ishmael might live before thee! خدا گفت: «به تحقیق زوجه ات ساره برای توپسری خواهد زایید، و او را اسحاق نام بنه، و عهدخود را با وی استوار خواهم داشت، تا با ذریت اوبعد از او عهد ابدی باشد. bible_en_fa And God said, Sarah thy wife shall bear thee a son indeed; and thou shalt call his name Isaac: and I will establish my covenant with him for an everlasting covenant, and with his seed after him. و اما در خصوص اسماعیل، تو را اجابت فرمودم. اینک او را برکت داده، بارور گردانم، و او را بسیار کثیر گردانم. دوازده رئیس از وی پدید آیند، و امتی عظیم ازوی بوجود آورم. bible_en_fa And as for Ishmael, I have heard thee: Behold, I have blessed him, and will make him fruitful, and will multiply him exceedingly; twelve princes shall he beget, and I will make him a great nation. لکن عهد خود را با اسحاق استوار خواهم ساخت، که ساره او را بدین وقت در سال آینده برای تو خواهد زایید.» bible_en_fa But my covenant will I establish with Isaac, which Sarah shall bear unto thee at this set time in the next year. و چون خدا از سخن‌گفتن با وی فارغ شد، از نزد ابراهیم صعود فرمود. bible_en_fa And he left off talking with him, and God went up from Abraham. و ابراهیم پسر خود، اسماعیل وهمه خانه زادان و زرخریدان خود را، یعنی هرذکوری که در خانه ابراهیم بود، گرفته، گوشت قلفه ایشان را در همان روز ختنه کرد، چنانکه خدا به وی امر فرموده بود. bible_en_fa And Abraham took Ishmael his son, and all that were born in his house, and all that were bought with his money, every male among the men of Abraham's house; and circumcised the flesh of their foreskin in the selfsame day, as God had said unto him. و ابراهیم نود و نه ساله بود، وقتی که گوشت قلفه‌اش مختون شد. bible_en_fa And Abraham was ninety years old and nine, when he was circumcised in the flesh of his foreskin. و پسرش، اسماعیل سیزده ساله بود هنگامی که گوشت قلفه‌اش مختون شد. bible_en_fa And Ishmael his son was thirteen years old, when he was circumcised in the flesh of his foreskin. در همان روزابراهیم و پسرش، اسماعیل مختون گشتند.وهمه مردان خانه‌اش، خواه خانه زاد، خواه زرخرید از اولاد اجنبی، با وی مختون شدند. bible_en_fa In the selfsame day was Abraham circumcised, and Ishmael his son. وهمه مردان خانه‌اش، خواه خانه زاد، خواه زرخرید از اولاد اجنبی، با وی مختون شدند. bible_en_fa And all the men of his house, born in the house, and bought with money of the stranger, were circumcised with him. و خداوند در بلوطستان ممری، بروی ظاهر شد، و او در گرمای روز به درخیمه نشسته بود. bible_en_fa And the LORD appeared unto him in the plains of Mamre: and he sat in the tent door in the heat of the day; ناگاه چشمان خود را بلندکرده، دید که اینک سه مرد در مقابل اوایستاده‌اند. و چون ایشان را دید، از در خیمه به استقبال ایشان شتافت، و رو بر زمین نهاد bible_en_fa And he lift up his eyes and looked, and, lo, three men stood by him: and when he saw them, he ran to meet them from the tent door, and bowed himself toward the ground, و گفت: «ای مولا، اکنون اگر منظور نظر تو شدم، از نزدبنده خود مگذر، bible_en_fa And said, My Lord, if now I have found favour in thy sight, pass not away, I pray thee, from thy servant: اندک آبی بیاورند تا پای خودرا شسته، در زیر درخت بیارامید، bible_en_fa Let a little water, I pray you, be fetched, and wash your feet, and rest yourselves under the tree: و لقمه نانی بیاورم تا دلهای خود را تقویت دهید و پس از آن روانه شوید، زیرا برای همین، شما را بر بنده خودگذر افتاده است.» گفتند: «آنچه گفتی بکن.» bible_en_fa And I will fetch a morsel of bread, and comfort ye your hearts; after that ye shall pass on: for therefore are ye come to your servant. And they said, So do, as thou hast said. پس ابراهیم به خیمه، نزد ساره شتافت و گفت: «سه کیل از آرد میده بزودی حاضر کن و آن را خمیرکرده، گرده‌ها بساز.» bible_en_fa And Abraham hastened into the tent unto Sarah, and said, Make ready quickly three measures of fine meal, knead it, and make cakes upon the hearth. و ابراهیم به سوی رمه شتافت و گوساله نازک خوب گرفته، به غلام خودداد تا بزودی آن را طبخ نماید. bible_en_fa And Abraham ran unto the herd, and fetcht a calf tender and good, and gave it unto a young man; and he hasted to dress it. پس کره و شیر وگوساله‌ای را که ساخته بود، گرفته، پیش روی ایشان گذاشت، و خود در مقابل ایشان زیردرخت ایستاد تا خوردند. bible_en_fa And he took butter, and milk, and the calf which he had dressed, and set it before them; and he stood by them under the tree, and they did eat. به وی گفتند: «زوجه ات ساره کجاست؟» گفت: «اینک درخیمه است.» bible_en_fa And they said unto him, Where is Sarah thy wife? And he said, Behold, in the tent. گفت: «البته موافق زمان حیات، نزد تو خواهم برگشت، و زوجه ات ساره را پسری خواهد شد.» و ساره به در خیمه‌ای که در عقب اوبود، شنید. bible_en_fa And he said, I will certainly return unto thee according to the time of life; and, lo, Sarah thy wife shall have a son. And Sarah heard it in the tent door, which was behind him. و ابراهیم و ساره پیر و سالخورده بودند، و عادت زنان از ساره منقطع شده بود. bible_en_fa Now Abraham and Sarah were old and well stricken in age; and it ceased to be with Sarah after the manner of women. پس ساره در دل خود بخندید و گفت: «آیا بعداز فرسودگی‌ام مرا شادی خواهد بود، و آقایم نیزپیر شده است؟» bible_en_fa Therefore Sarah laughed within herself, saying, After I am waxed old shall I have pleasure, my lord being old also? و خداوند به ابراهیم گفت: «ساره برای چه خندید؟» و گفت: «آیا فی الحقیقه خواهم زایید و حال آنکه پیر هستم؟» bible_en_fa And the LORD said unto Abraham, Wherefore did Sarah laugh, saying, Shall I of a surety bear a child, which am old? «مگرهیچ امری نزد خداوند مشکل است؟ در وقت موعود، موافق زمان حیات، نزد تو خواهم برگشت و ساره را پسری خواهد شد.» bible_en_fa Is any thing too hard for the LORD? At the time appointed I will return unto thee, according to the time of life, and Sarah shall have a son. آنگاه ساره انکار کرده، گفت: «نخندیدم»، چونکه ترسید. گفت: «نی، بلکه خندیدی.» bible_en_fa Then Sarah denied, saying, I laughed not; for she was afraid. And he said, Nay; but thou didst laugh. پس، آن مردان از آنجا برخاسته، متوجه سدوم شدند، و ابراهیم ایشان را مشایعت نمود. bible_en_fa And the men rose up from thence, and looked toward Sodom: and Abraham went with them to bring them on the way. و خداوند گفت: «آیا آنچه من می‌کنم ازابراهیم مخفی دارم؟ bible_en_fa And the LORD said, Shall I hide from Abraham that thing which I do; و حال آنکه از ابراهیم هرآینه امتی بزرگ و زورآور پدید خواهد آمد، وجمیع امت های جهان از او برکت خواهند یافت. bible_en_fa Seeing that Abraham shall surely become a great and mighty nation, and all the nations of the earth shall be blessed in him? زیرا او را می‌شناسم که فرزندان و اهل خانه خود را بعد از خود امر خواهد فرمود تا طریق خداوند را حفظ نمایند، و عدالت و انصاف را بجاآورند، تا خداوند آنچه به ابراهیم گفته است، به وی برساند.» bible_en_fa For I know him, that he will command his children and his household after him, and they shall keep the way of the LORD, to do justice and judgment; that the LORD may bring upon Abraham that which he hath spoken of him. پس خداوند گفت: «چونکه فریاد سدوم و عموره زیاد شده است، و خطایای ایشان بسیار گران، bible_en_fa And the LORD said, Because the cry of Sodom and Gomorrah is great, and because their sin is very grievous; اکنون نازل می‌شوم تا ببینم موافق این فریادی که به من رسیده، بالتمام کرده اندوالا خواهم دانست.» bible_en_fa I will go down now, and see whether they have done altogether according to the cry of it, which is come unto me; and if not, I will know. آنگاه آن مردان از آنجابسوی سدوم متوجه شده، برفتند. و ابراهیم درحضور خداوند هنوز ایستاده بود. bible_en_fa And the men turned their faces from thence, and went toward Sodom: but Abraham stood yet before the LORD. و ابراهیم نزدیک آمده، گفت: «آیا عادل را با شریر هلاک خواهی کرد؟ bible_en_fa And Abraham drew near, and said, Wilt thou also destroy the righteous with the wicked? شاید در شهر پنجاه عادل باشند، آیا آن را هلاک خواهی کرد و آن مکان را بخاطرآن پنجاه عادل که در آن باشند، نجات نخواهی داد؟ bible_en_fa Peradventure there be fifty righteous within the city: wilt thou also destroy and not spare the place for the fifty righteous that are therein? حاشا از تو که مثل این کار بکنی که عادلان را با شریران هلاک سازی و عادل و شریر مساوی باشند. حاشا از تو آیا داور تمام جهان، انصاف نخواهد کرد؟» bible_en_fa That be far from thee to do after this manner, to slay the righteous with the wicked: and that the righteous should be as the wicked, that be far from thee: Shall not the Judge of all the earth do right? خداوند گفت: «اگر پنجاه عادل در شهر سدوم یابم هر آینه تمام آن مکان را به‌خاطر ایشان رهایی دهم.» bible_en_fa And the LORD said, If I find in Sodom fifty righteous within the city, then I will spare all the place for their sakes. ابراهیم در جواب گفت: «اینک من که خاک و خاکستر هستم جرات کردم که به خداوند سخن گویم. bible_en_fa And Abraham answered and said, Behold now, I have taken upon me to speak unto the Lord, which am but dust and ashes: شاید از آن پنجاه عادل پنج کم باشد، آیا تمام شهر را بسبب پنج، هلاک خواهی کرد؟» گفت: «اگر‌چهل و پنج در آنجا یابم، آن را هلاک نکنم.» bible_en_fa Peradventure there shall lack five of the fifty righteous: wilt thou destroy all the city for lack of five? And he said, If I find there forty and five, I will not destroy it. بار دیگر بدو عرض کرده، گفت: «هر گاه در آنجا چهل یافت شوند؟» گفت: «به‌خاطر چهل آن را نکنم.» bible_en_fa And he spake unto him yet again, and said, Peradventure there shall be forty found there. And he said, I will not do it for forty's sake. گفت: «زنهار غضب خداوند افروخته نشود تاسخن گویم، شاید در آنجا سی پیدا شوند؟» گفت: «اگر در آنجا سی یابم، این کار را نخواهم کرد.» bible_en_fa And he said unto him, Oh let not the Lord be angry, and I will speak: Peradventure there shall thirty be found there. And he said, I will not do it, if I find thirty there. گفت: «اینک جرات کردم که به خداوندعرض کنم. اگر بیست در آنجا یافت شوند؟» گفت: «به‌خاطر بیست آن را هلاک نکنم.» bible_en_fa And he said, Behold now, I have taken upon me to speak unto the Lord: Peradventure there shall be twenty found there. And he said, I will not destroy it for twenty's sake. گفت: «خشم خداوند، افروخته نشود تا این دفعه را فقط عرض کنم، شاید ده در آنجا یافت شوند؟» گفت: «به‌خاطر ده آن را هلاک نخواهم ساخت.»پس خداوند چون گفتگو را با ابراهیم به اتمام رسانید، برفت و ابراهیم به مکان خویش مراجعت کرد. bible_en_fa And he said, Oh let not the Lord be angry, and I will speak yet but this once: Peradventure ten shall be found there. And he said, I will not destroy it for ten's sake. پس خداوند چون گفتگو را با ابراهیم به اتمام رسانید، برفت و ابراهیم به مکان خویش مراجعت کرد. bible_en_fa And the LORD went his way, as soon as he had left communing with Abraham: and Abraham returned unto his place. و وقت عصر، آن دو فرشته وارد سدوم شدند، و لوط به دروازه سدوم نشسته بود. و چون لوط ایشان را بدید، به استقبال ایشان برخاسته، رو بر زمین نهاد bible_en_fa And there came two angels to Sodom at even; and Lot sat in the gate of Sodom: and Lot seeing them rose up to meet them; and he bowed himself with his face toward the ground; و گفت: «اینک اکنون‌ای آقایان من، به خانه بنده خود بیایید، و شب رابسر برید، و پایهای خود را بشویید و بامدادان برخاسته، راه خود را پیش گیرید.» گفتند: «نی، بلکه شب را در کوچه بسر بریم.» bible_en_fa And he said, Behold now, my lords, turn in, I pray you, into your servant's house, and tarry all night, and wash your feet, and ye shall rise up early, and go on your ways. And they said, Nay; but we will abide in the street all night. اما چون ایشان را الحاح بسیار نمود، با او آمده، به خانه‌اش داخل شدند، و برای ایشان ضیافتی نمود و نان فطیرپخت، پس تناول کردند. bible_en_fa And he pressed upon them greatly; and they turned in unto him, and entered into his house; and he made them a feast, and did bake unleavened bread, and they did eat. و به خواب هنوز نرفته بودند که مردان شهر، یعنی مردم سدوم، از جوان و پیر، تمام قوم از هر جانب، خانه وی را احاطه کردند. bible_en_fa But before they lay down, the men of the city, even the men of Sodom, compassed the house round, both old and young, all the people from every quarter: و به لوط ندا در‌داده، گفتند: «آن دو مرد که امشب به نزد تو درآمدند، کجا هستند؟ آنها رانزد ما بیرون آور تا ایشان را بشناسیم.» bible_en_fa And they called unto Lot, and said unto him, Where are the men which came in to thee this night? bring them out unto us, that we may know them. آنگاه لوط نزد ایشان، بدرگاه بیرون آمد و در را از عقب خود ببست bible_en_fa And Lot went out at the door unto them, and shut the door after him, و گفت: «ای برادران من، زنهار بدی مکنید. bible_en_fa And said, I pray you, brethren, do not so wickedly. اینک من دو دختر دارم که مرد رانشناخته‌اند. ایشان را الان نزد شما بیرون آورم وآنچه در نظر شما پسند آید، با ایشان بکنید. لکن کاری بدین دو مرد ندارید، زیرا که برای همین زیرسایه سقف من آمده‌اند.» bible_en_fa Behold now, I have two daughters which have not known man; let me, I pray you, bring them out unto you, and do ye to them as is good in your eyes: only unto these men do nothing; for therefore came they under the shadow of my roof. گفتند: «دور شو.» وگفتند: «این یکی آمد تا نزیل ما شود و پیوسته داوری می‌کند. الان با تو از ایشان بدتر کنیم.» پس بر آن مرد، یعنی لوط، بشدت هجوم آورده، نزدیک آمدند تا در را بشکنند. bible_en_fa And they said, Stand back. And they said again, This one fellow came in to sojourn, and he will needs be a judge: now will we deal worse with thee, than with them. And they pressed sore upon the man, even Lot, and came near to break the door. آنگاه آن دو مرد، دست خود را پیش آورده، لوط را نزد خود به خانه درآوردند و در رابستند. bible_en_fa But the men put forth their hand, and pulled Lot into the house to them, and shut to the door. اما آن اشخاصی را که به در خانه بودند، از خرد و بزرگ، به کوری مبتلا کردند، که ازجستن در، خویشتن را خسته ساختند. bible_en_fa And they smote the men that were at the door of the house with blindness, both small and great: so that they wearied themselves to find the door. و آن دومرد به لوط گفتند: «آیا کسی دیگر دراینجا داری؟ دامادان و پسران و دختران خود و هر‌که را درشهر داری، از این مکان بیرون آور، bible_en_fa And the men said unto Lot, Hast thou here any besides? son in law, and thy sons, and thy daughters, and whatsoever thou hast in the city, bring them out of this place: زیرا که مااین مکان را هلاک خواهیم ساخت، چونکه فریادشدید ایشان به حضور خداوند رسیده و خداوندما را فرستاده است تا آن را هلاک کنیم.» bible_en_fa For we will destroy this place, because the cry of them is waxen great before the face of the LORD; and the LORD hath sent us to destroy it. پس لوط بیرون رفته، با دامادان خود که دختران او راگرفتند، مکالمه کرده، گفت: «برخیزید و از این مکان بیرون شوید، زیرا خداوند این شهر را هلاک می‌کند.» اما بنظر دامادان مسخره آمد. bible_en_fa And Lot went out, and spake unto his sons in law, which married his daughters, and said, Up, get you out of this place; for the LORD will destroy this city. But he seemed as one that mocked unto his sons in law. و هنگام طلوع فجر، آن دو فرشته، لوط را شتابانیده، گفتند: «برخیز و زن خود را با این دودختر که حاضرند بردار، مبادا در گناه شهر هلاک شوی.» bible_en_fa And when the morning arose, then the angels hastened Lot, saying, Arise, take thy wife, and thy two daughters, which are here; lest thou be consumed in the iniquity of the city. و چون تاخیر می‌نمود، آن مردان، دست او و دست زنش و دست هر دو دخترش راگرفتند، چونکه خداوند بر وی شفقت نمود و اورا بیرون آورده، در خارج شهر گذاشتند. bible_en_fa And while he lingered, the men laid hold upon his hand, and upon the hand of his wife, and upon the hand of his two daughters; the LORD being merciful unto him: and they brought him forth, and set him without the city. وواقع شد چون ایشان را بیرون آورده بودند که یکی به وی گفت: «جان خود را دریاب و از عقب منگر، و در تمام وادی مایست، بلکه به کوه بگریز، مبادا هلاک شوی.» bible_en_fa And it came to pass, when they had brought them forth abroad, that he said, Escape for thy life; look not behind thee, neither stay thou in all the plain; escape to the mountain, lest thou be consumed. لوط بدیشان گفت: «ای آقاچنین مباد! bible_en_fa And Lot said unto them, Oh, not so, my Lord: همانا بنده ات در نظرت التفات یافته است و احسانی عظیم به من کردی که جانم را رستگار ساختی، و من قدرت آن ندارم که به کوه فرار کنم، مبادا این بلا مرا فرو‌گیرد و بمیرم. bible_en_fa Behold now, thy servant hath found grace in thy sight, and thou hast magnified thy mercy, which thou hast shewed unto me in saving my life; and I cannot escape to the mountain, lest some evil take me, and I die: اینک این شهر نزدیک است تا بدان فرار کنم، ونیز صغیر است. اذن بده تا بدان فرار کنم. آیا صغیرنیست، تا جانم زنده ماند.» bible_en_fa Behold now, this city is near to flee unto, and it is a little one: Oh, let me escape thither, (is it not a little one?) and my soul shall live. بدو گفت: «اینک دراین امر نیز تو را اجابت فرمودم، تا شهری را که سفارش آن را نمودی، واژگون نسازم. bible_en_fa And he said unto him, See, I have accepted thee concerning this thing also, that I will not overthrow this city, for the which thou hast spoken. بدان جابزودی فرار کن، زیرا که تا تو بدانجا نرسی، هیچ نمی توانم کرد.» از این سبب آن شهر مسمی به صوغر شد. bible_en_fa Haste thee, escape thither; for I cannot do any thing till thou be come thither. Therefore the name of the city was called Zoar. و چون آفتاب بر زمین طلوع کرد، لوط به صوغر داخل شد. bible_en_fa The sun was risen upon the earth when Lot entered into Zoar. آنگاه خداوند برسدوم و عموره، گوگرد و آتش، از حضورخداوند از آسمان بارانید. bible_en_fa Then the LORD rained upon Sodom and upon Gomorrah brimstone and fire from the LORD out of heaven; و آن شهرها، و تمام وادی، و جمیع سکنه شهرها و نباتات زمین راواژگون ساخت. bible_en_fa And he overthrew those cities, and all the plain, and all the inhabitants of the cities, and that which grew upon the ground. اما زن او، از عقب خودنگریسته، ستونی از نمک گردید. bible_en_fa But his wife looked back from behind him, and she became a pillar of salt. بامدادان، ابراهیم برخاست و به سوی آن مکانی که در آن به حضور خداوند ایستاده بود، رفت. bible_en_fa And Abraham gat up early in the morning to the place where he stood before the LORD: و چون به سوی سدوم و عموره، و تمام زمین وادی نظر انداخت، دید که اینک دود آن زمین، چون دود کوره بالا می‌رود. bible_en_fa And he looked toward Sodom and Gomorrah, and toward all the land of the plain, and beheld, and, lo, the smoke of the country went up as the smoke of a furnace. و هنگامی که خدا، شهرهای وادی را هلاک کرد، خدا، ابراهیم را به یاد آورد، و لوط را از آن انقلاب بیرون آورد، چون آن شهرهایی را که لوط در آنهاساکن بود، واژگون ساخت. bible_en_fa And it came to pass, when God destroyed the cities of the plain, that God remembered Abraham, and sent Lot out of the midst of the overthrow, when he overthrew the cities in the which Lot dwelt. و لوط از صوغر برآمد و با دو دختر خوددر کوه ساکن شد زیرا ترسید که در صوغر بماند. پس با دو دختر خود در مغاره سکنی گرفت. bible_en_fa And Lot went up out of Zoar, and dwelt in the mountain, and his two daughters with him; for he feared to dwell in Zoar: and he dwelt in a cave, he and his two daughters. ودختر بزرگ به کوچک گفت: «پدر ما پیر شده ومردی بر روی زمین نیست که برحسب عادت کل جهان، به ما در‌آید. bible_en_fa And the firstborn said unto the younger, Our father is old, and there is not a man in the earth to come in unto us after the manner of all the earth: بیا تا پدر خود را شراب بنوشانیم، و با او هم بستر شویم، تا نسلی از پدرخود نگاه داریم.» bible_en_fa Come, let us make our father drink wine, and we will lie with him, that we may preserve seed of our father. پس در همان شب، پدر خودرا شراب نوشانیدند، و دختر بزرگ آمده با پدرخویش همخواب شد، و او از خوابیدن وبرخاستن وی آگاه نشد. bible_en_fa And they made their father drink wine that night: and the firstborn went in, and lay with her father; and he perceived not when she lay down, nor when she arose. و واقع شد که روزدیگر، بزرگ به کوچک گفت: «اینک دوش با پدرم همخواب شدم، امشب نیز او را شراب بنوشانیم، و تو بیا و با وی همخواب شو، تا نسلی از پدرخود نگاه داریم.» bible_en_fa And it came to pass on the morrow, that the firstborn said unto the younger, Behold, I lay yesternight with my father: let us make him drink wine this night also; and go thou in, and lie with him, that we may preserve seed of our Father. آن شب نیز پدر خود راشراب نوشانیدند، و دختر کوچک همخواب وی شد، و او از خوابیدن و برخاستن وی آگاه نشد. bible_en_fa And they made their father drink wine that night also: and the younger arose, and lay with him; and he perceived not when she lay down, nor when she arose. پس هر دو دختر لوط از پدر خود حامله شدند. bible_en_fa Thus were both the daughters of Lot with child by their father. و آن بزرگ، پسری زاییده، او را موآب نام نهاد، و او تا امروز پدر موآبیان است.و کوچک نیز پسری بزاد، و او را بن عمی نام نهاد. وی تا بحال پدر بنی عمون است. bible_en_fa And the firstborn bare a son, and called his name Moab: the same is the father of the Moabites unto this day. و کوچک نیز پسری بزاد، و او را بن عمی نام نهاد. وی تا بحال پدر بنی عمون است. bible_en_fa And the younger, she also bare a son, and called his name Benammi: the same is the father of the children of Ammon unto this day. پس ابراهیم از آنجا بسوی ارض جنوبی کوچ کرد، و در میان قادش وشور، ساکن شد و در جرار منزل گرفت. bible_en_fa And Abraham journeyed from thence toward the south country, and dwelled between Kadesh and Shur, and sojourned in Gerar. وابراهیم در خصوص زن خود، ساره، گفت که «اوخواهر من است.» و ابی ملک، ملک جرار، فرستاده، ساره را گرفت. bible_en_fa And Abraham said of Sarah his wife, She is my sister: and Abimelech king of Gerar sent, and took Sarah. و خدا در رویای شب، بر ابی ملک ظاهر شده، به وی گفت: «اینک تومرده‌ای بسبب این زن که گرفتی، زیرا که زوجه دیگری می‌باشد.» bible_en_fa But God came to Abimelech in a dream by night, and said to him, Behold, thou art but a dead man, for the woman which thou hast taken; for she is a man's wife. و ابی ملک، هنوز به اونزدیکی نکرده بود. پس گفت: «ای خداوند، آیاامتی عادل را هلاک خواهی کرد؟ bible_en_fa But Abimelech had not come near her: and he said, Lord, wilt thou slay also a righteous nation? مگر او به من نگفت که "او خواهر من است "، و او نیز خود گفت که "او برادر من است؟" به ساده دلی و پاک دستی خود این را کردم.» bible_en_fa Said he not unto me, She is my sister? and she, even she herself said, He is my brother: in the integrity of my heart and innocency of my hands have I done this. خدا وی را در رویا گفت: «من نیز می‌دانم که این را به ساده دلی خود کردی، و من نیز تو را نگاه داشتم که به من خطا نورزی، و از این سبب نگذاشتم که او را لمس نمایی. bible_en_fa And God said unto him in a dream, Yea, I know that thou didst this in the integrity of thy heart; for I also withheld thee from sinning against me: therefore suffered I thee not to touch her. پس الان زوجه این مرد را رد کن، زیرا که او نبی است، وبرای تو دعا خواهد کرد تا زنده بمانی، و اگر او رارد نکنی، بدان که تو و هر‌که از آن تو باشد، هرآینه خواهید مرد.» bible_en_fa Now therefore restore the man his wife; for he is a prophet, and he shall pray for thee, and thou shalt live: and if thou restore her not, know thou that thou shalt surely die, thou, and all that are thine. بامدادان، ابی ملک برخاسته، جمیع خادمان خود را طلبیده، همه این امور را به سمع ایشان رسانید، و ایشان بسیار ترسان شدند. bible_en_fa Therefore Abimelech rose early in the morning, and called all his servants, and told all these things in their ears: and the men were sore afraid. پس ابی ملک، ابراهیم را خوانده، بدو گفت: «به ما چه کردی؟ و به تو چه گناه کرده بودم، که بر من و بر مملکت من گناهی عظیم آوردی و کارهای ناکردنی به من کردی؟» bible_en_fa Then Abimelech called Abraham, and said unto him, What hast thou done unto us? and what have I offended thee, that thou hast brought on me and on my kingdom a great sin? thou hast done deeds unto me that ought not to be done. و ابی ملک به ابراهیم گفت: «چه دیدی که این کار را کردی؟» bible_en_fa And Abimelech said unto Abraham, What sawest thou, that thou hast done this thing? ابراهیم گفت: «زیرا گمان بردم که خداترسی در این مکان نباشد، و مرا به جهت زوجه‌ام خواهند کشت. bible_en_fa And Abraham said, Because I thought, Surely the fear of God is not in this place; and they will slay me for my wife's sake. وفی الواقع نیز او خواهر من است، دختر پدرم، اما نه دختر مادرم، و زوجه من شد. bible_en_fa And yet indeed she is my sister; she is the daughter of my father, but not the daughter of my mother; and she became my wife. و هنگامی که خدا مرا از خانه پدرم آواره کرد، او را گفتم: احسانی که به من باید کرد، این است که هر جابرویم، درباره من بگویی که او برادر من است.» bible_en_fa And it came to pass, when God caused me to wander from my father's house, that I said unto her, This is thy kindness which thou shalt shew unto me; at every place whither we shall come, say of me, He is my brother. پس ابی ملک، گوسفندان و گاوان و غلامان وکنیزان گرفته، به ابراهیم بخشید، و زوجه‌اش ساره را به وی رد کرد. bible_en_fa And Abimelech took sheep, and oxen, and menservants, and womenservants, and gave them unto Abraham, and restored him Sarah his wife. و ابی ملک گفت: «اینک زمین من پیش روی توست، هر جا که پسند نظرت افتد، ساکن شو.» bible_en_fa And Abimelech said, Behold, my land is before thee: dwell where it pleaseth thee. و به ساره گفت: «اینک هزار مثقال نقره به برادرت دادم، همانا او برای تو پرده چشم است، نزد همه کسانی که با تو هستند، و نزد همه دیگران، پس انصاف تو داده شد.» bible_en_fa And unto Sarah he said, Behold, I have given thy brother a thousand pieces of silver: behold, he is to thee a covering of the eyes, unto all that are with thee, and with all other: thus she was reproved. و ابراهیم نزدخدا دعا کرد. و خدا ابی ملک، و زوجه او وکنیزانش را شفا بخشید، تا اولاد بهم رسانیدند،زیرا خداوند، رحم های تمام اهل بیت ابی ملک را بخاطر ساره، زوجه ابراهیم بسته بود. bible_en_fa So Abraham prayed unto God: and God healed Abimelech, and his wife, and his maidservants; and they bare children. زیرا خداوند، رحم های تمام اهل بیت ابی ملک را بخاطر ساره، زوجه ابراهیم بسته بود. bible_en_fa For the LORD had fast closed up all the wombs of the house of Abimelech, because of Sarah Abraham's wife. و خداوند برحسب وعده خود، ازساره تفقد نمود، و خداوند، آنچه به ساره گفته بود، بجا آورد. bible_en_fa And the LORD visited Sarah as he had said, and the LORD did unto Sarah as he had spoken. و ساره حامله شده، ازابراهیم در‌پیری‌اش، پسری زایید، در وقتی که خدا به وی گفته بود. bible_en_fa For Sarah conceived, and bare Abraham a son in his old age, at the set time of which God had spoken to him. و ابراهیم، پسر مولود خودرا، که ساره از وی زایید، اسحاق نام نهاد. bible_en_fa And Abraham called the name of his son that was born unto him, whom Sarah bare to him, Isaac. و ابراهیم پسر خود اسحاق را، چون هشت روزه بود، مختون ساخت، چنانکه خدا او را امر فرموده بود. bible_en_fa And Abraham circumcised his son Isaac being eight days old, as God had commanded him. و ابراهیم، در هنگام ولادت پسرش، اسحاق، صد ساله بود. bible_en_fa And Abraham was an hundred years old, when his son Isaac was born unto him. و ساره گفت: «خدا خنده برای من ساخت، و هر‌که بشنود، با من خواهدخندید.» bible_en_fa And Sarah said, God hath made me to laugh, so that all that hear will laugh with me. و گفت: «که بود که به ابراهیم بگوید، ساره اولاد را شیر خواهد داد؟ زیرا که پسری برای وی، در‌پیری‌اش زاییدم.» bible_en_fa And she said, Who would have said unto Abraham, that Sarah should have given children suck? for I have born him a son in his old age. و آن پسر نموکرد، تا او را از شیر باز گرفتند. و در روزی که اسحاق را از شیر باز داشتند، ابراهیم ضیافتی عظیم کرد. bible_en_fa And the child grew, and was weaned: and Abraham made a great feast the same day that Isaac was weaned. آنگاه ساره، پسر هاجر مصری را که ازابراهیم زاییده بود، دید که خنده می‌کند. bible_en_fa And Sarah saw the son of Hagar the Egyptian, which she had born unto Abraham, mocking. پس به ابراهیم گفت: «این کنیز را با پسرش بیرون کن، زیرا که پسر کنیز با پسر من اسحاق، وارث نخواهد بود.» bible_en_fa Wherefore she said unto Abraham, Cast out this bondwoman and her son: for the son of this bondwoman shall not be heir with my son, even with Isaac. اما این امر، بنظر ابراهیم، درباره پسرش بسیار سخت آمد. bible_en_fa And the thing was very grievous in Abraham's sight because of his son. خدا به ابراهیم گفت: «درباره پسر خود و کنیزت، بنظرت سخت نیاید، بلکه هر‌آنچه ساره به تو گفته است، سخن او رابشنو، زیرا که ذریت تو از اسحاق خوانده خواهدشد. bible_en_fa And God said unto Abraham, Let it not be grievous in thy sight because of the lad, and because of thy bondwoman; in all that Sarah hath said unto thee, hearken unto her voice; for in Isaac shall thy seed be called. و از پسر کنیز نیز امتی بوجود آورم، زیراکه او نسل توست.» bible_en_fa And also of the son of the bondwoman will I make a nation, because he is thy seed. بامدادان، ابراهیم برخاسته، نان و مشکی از آب گرفته، به هاجر داد، و آنها را بر دوش وی نهاد، و او را با پسر روانه کرد. پس رفت، و در بیابان بئرشبع می‌گشت. bible_en_fa And Abraham rose up early in the morning, and took bread, and a bottle of water, and gave it unto Hagar, putting it on her shoulder, and the child, and sent her away: and she departed, and wandered in the wilderness of Beer-sheba. وچون آب مشک تمام شد، پسر را زیر بوته‌ای گذاشت. bible_en_fa And the water was spent in the bottle, and she cast the child under one of the shrubs. و به مسافت تیر پرتابی رفته، در مقابل وی بنشست، زیرا گفت: «موت پسر را نبینم.» و در مقابل او نشسته، آواز خود را بلند کرد وبگریست. bible_en_fa And she went, and sat her down over against him a good way off, as it were a bowshot: for she said, Let me not see the death of the child. And she sat over against him, and lift up her voice, and wept. و خدا، آواز پسر را بشنید، و فرشته خدا از آسمان، هاجر را ندا کرده، وی را گفت: «ای هاجر، تو را چه شد؟ ترسان مباش، زیراخدا، آواز پسر را در آنجایی که اوست، شنیده است. bible_en_fa And God heard the voice of the lad; and the angel of God called Hagar out of heaven, and said unto her, What aileth thee, Hagar? fear not; for God hath heard the voice of the lad where he is. برخیز و پسر را برداشته، او را به‌دست خود بگیر، زیرا که از او، امتی عظیم بوجودخواهم آورد.» bible_en_fa Arise, lift up the lad, and hold him in thine hand; for I will make him a great nation. و خدا چشمان او را باز کرد تاچاه آبی دید. پس رفته، مشک را از آب پر کرد، وپسر را نوشانید. bible_en_fa And God opened her eyes, and she saw a well of water; and she went, and filled the bottle with water, and gave the lad drink. و خدا با آن پسر می‌بود. و اونمو کرده، ساکن صحرا شد، و در تیراندازی بزرگ گردید. bible_en_fa And God was with the lad; and he grew, and dwelt in the wilderness, and became an archer. و در صحرای فاران، ساکن شد. ومادرش زنی از زمین مصر برایش گرفت. bible_en_fa And he dwelt in the wilderness of Paran: and his mother took him a wife out of the land of Egypt. و واقع شد، در آن زمانی که ابی ملک، وفیکول، که سپهسالار او بود، ابراهیم را عرض کرده، گفتند که «خدا در آنچه می‌کنی با توست. bible_en_fa And it came to pass at that time, that Abimelech and Phichol the chief captain of his host spake unto Abraham, saying, God is with thee in all that thou doest: اکنون برای من، در اینجا به خدا سوگند بخور، که با من و نسل من و ذریت من خیانت نخواهی کرد، بلکه برحسب احسانی که با تو کرده‌ام، با من و با زمینی که در آن غربت پذیرفتی، عمل خواهی نمود.» bible_en_fa Now therefore swear unto me here by God that thou wilt not deal falsely with me, nor with my son, nor with my son's son: but according to the kindness that I have done unto thee, thou shalt do unto me, and to the land wherein thou hast sojourned. ابراهیم گفت: «من سوگند می‌خورم.» bible_en_fa And Abraham said, I will swear. و ابراهیم ابی ملک را تنبیه کرد، بسبب چاه آبی که خادمان ابی ملک، از او به زور گرفته بودند. bible_en_fa And Abraham reproved Abimelech because of a well of water, which Abimelech's servants had violently taken away. ابی ملک گفت: «نمی دانم کیست که این کار راکرده است، و تو نیز مرا خبر ندادی، و من هم تاامروز نشنیده بودم.» bible_en_fa And Abimelech said, I wot not who hath done this thing: neither didst thou tell me, neither yet heard I of it, but to day. و ابراهیم، گوسفندان وگاوان گرفته، به ابی ملک داد، و با یکدیگر عهدبستند. bible_en_fa And Abraham took sheep and oxen, and gave them unto Abimelech; and both of them made a covenant. و ابراهیم، هفت بره از گله جدا ساخت. bible_en_fa And Abraham set seven ewe lambs of the flock by themselves. گفت: «که این هفت بره ماده را از دست من قبول فرمای، تا شهادت باشدکه این چاه را من حفر نمودم.» bible_en_fa And Abimelech said unto Abraham, What mean these seven ewe lambs which thou hast set by themselves? از این سبب، آن مکان را، بئرشبع نامید، زیرا که در آنجا با یکدیگرقسم خوردند. bible_en_fa And he said, For these seven ewe lambs shalt thou take of my hand, that they may be a witness unto me, that I have digged this well. و چون آن عهد را در بئرشبع بسته بودند، ابی ملک با سپهسالار خود فیکول برخاسته، به زمین فلسطینیان مراجعت کردند. bible_en_fa Wherefore he called that place Beer-sheba; because there they sware both of them. و ابراهیم در بئرشبع، شوره کزی غرس نمود، ودر آنجا به نام یهوه، خدای سرمدی، دعا نمود.پس ابراهیم در زمین فلسطینیان، ایام بسیاری بسر برد. bible_en_fa Thus they made a covenant at Beer-sheba: then Abimelech rose up, and Phichol the chief captain of his host, and they returned into the land of the Philistines. پس ابراهیم در زمین فلسطینیان، ایام بسیاری بسر برد. bible_en_fa And Abraham planted a grove in Beer-sheba, and called there on the name of the LORD, the everlasting God. و واقع شد بعد از این وقایع، که خداابراهیم را امتحان کرده، بدو گفت: «ای ابراهیم!» عرض کرد: «لبیک.» bible_en_fa And Abraham sojourned in the Philistines' land many days. گفت: «اکنون پسرخود را، که یگانه توست و او را دوست می‌داری، یعنی اسحاق را بردار و به زمین موریا برو، و او رادر آنجا، بر یکی از کوههایی که به تو نشان می‌دهم، برای قربانی سوختنی بگذران.» bible_en_fa And it came to pass after these things, that God did tempt Abraham, and said unto him, Abraham: and he said, Behold, here I am. بامدادان، ابراهیم برخاسته، الاغ خود رابیاراست، و دو نفر از نوکران خود را، با پسرخویش اسحاق، برداشته و هیزم برای قربانی سوختنی، شکسته، روانه شد، و به سوی آن مکانی که خدا او را فرموده بود، رفت. bible_en_fa And he said, Take now thy son, thine only son Isaac, whom thou lovest, and get thee into the land of Moriah; and offer him there for a burnt offering upon one of the mountains which I will tell thee of. و در روزسوم، ابراهیم چشمان خود را بلند کرده، آن مکان را از دور دید. bible_en_fa And Abraham rose up early in the morning, and saddled his ass, and took two of his young men with him, and Isaac his son, and clave the wood for the burnt offering, and rose up, and went unto the place of which God had told him. آنگاه ابراهیم، به خادمان خودگفت: «شما در اینجا نزد الاغ بمانید، تا من با پسربدانجا رویم، و عبادت کرده، نزد شما بازآییم.» bible_en_fa Then on the third day Abraham lifted up his eyes, and saw the place afar off. پس ابراهیم، هیزم قربانی سوختنی را گرفته، بر پسر خود اسحاق نهاد، و آتش و کارد را به‌دست خود گرفت؛ و هر دو با هم می‌رفتند. bible_en_fa And Abraham said unto his young men, Abide ye here with the ass; and I and the lad will go yonder and worship, and come again to you, واسحاق پدر خود، ابراهیم را خطاب کرده، گفت: «ای پدر من!» گفت: «ای پسر من لبیک؟» گفت: «اینک آتش و هیزم، لکن بره قربانی کجاست؟» bible_en_fa And Abraham took the wood of the burnt offering, and laid it upon Isaac his son; and he took the fire in his hand, and a knife; and they went both of them together. ابراهیم گفت: «ای پسر من، خدا بره قربانی رابرای خود مهیا خواهد ساخت.» و هر دو با هم رفتند. bible_en_fa And Isaac spake unto Abraham his father, and said, My father: and he said, Here am I, my son. And he said, Behold the fire and the wood: but where is the lamb for a burnt offering? چون بدان مکانی که خدا بدو فرموده بود، رسیدند، ابراهیم در آنجا مذبح را بنا نمود، و هیزم را بر هم نهاد، و پسر خود، اسحاق را بسته، بالای هیزم، بر مذبح گذاشت. bible_en_fa And Abraham said, My son, God will provide himself a lamb for a burnt offering: so they went both of them together. و ابراهیم، دست خودرا دراز کرده، کارد را گرفت، تا پسر خویش را ذبح نماید. bible_en_fa And they came to the place which God had told him of; and Abraham built an altar there, and laid the wood in order, and bound Isaac his son, and laid him on the altar upon the wood. در حال، فرشته خداوند از آسمان وی را ندا درداد و گفت: «ای ابراهیم! ای ابراهیم!» عرض کرد: «لبیک.» bible_en_fa And Abraham stretched forth his hand, and took the knife to slay his son. گفت: «دست خود را برپسر دراز مکن، و بدو هیچ مکن، زیرا که الان دانستم که تو از خدا می‌ترسی، چونکه پسر یگانه خود را از من دریغ نداشتی.» bible_en_fa And the angel of the LORD called unto him out of heaven, and said, Abraham, Abraham: and he said, Here am I. آنگاه، ابراهیم، چشمان خود را بلند کرده، دید که اینک قوچی، در عقب وی، در بیشه‌ای، به شاخهایش گرفتارشده. پس ابراهیم رفت و قوچ را گرفته، آن را درعوض پسر خود، برای قربانی سوختنی گذرانید. bible_en_fa And he said, Lay not thine hand upon the lad, neither do thou any thing unto him: for now I know that thou fearest God, seeing thou hast not withheld thy son, thine only son from me. و ابراهیم آن موضع را «یهوه یری» نامید، چنانکه تا امروز گفته می‌شود: «در کوه، یهوه، دیده خواهد شد.» bible_en_fa And Abraham lifted up his eyes, and looked, and behold behind him a ram caught in a thicket by his horns: and Abraham went and took the ram, and offered him up for a burnt offering in the stead of his son. بار دیگر فرشته خداوند، به ابراهیم ازآسمان ندا در‌داد bible_en_fa And Abraham called the name of that place Jehovah-jireh: as it is said to this day, In the mount of the LORD it shall be seen. و گفت: «خداوند می‌گوید: به ذات خود قسم می‌خورم، چونکه این کار را کردی و پسر یگانه خود را دریغ نداشتی، bible_en_fa And the angel of the LORD called unto Abraham out of heaven the second time, هرآینه تو را برکت دهم، و ذریت تو را کثیر سازم، مانند ستارگان آسمان، و مثل ریگهایی که بر کناره دریاست. و ذریت تو دروازه های دشمنان خود رامتصرف خواهند شد. bible_en_fa And said, By myself have I sworn, saith the LORD, for because thou hast done this thing, and hast not withheld thy son, thine only son: و از ذریت تو، جمیع امتهای زمین برکت خواهند یافت، چونکه قول مرا شنیدی.» bible_en_fa That in blessing I will bless thee, and in multiplying I will multiply thy seed as the stars of the heaven, and as the sand which is upon the sea shore; and thy seed shall possess the gate of his enemies; پس ابراهیم نزد نوکران خودبرگشت، و ایشان برخاسته، به بئرشبع با هم آمدند، و ابراهیم در بئرشبع ساکن شد. bible_en_fa And in thy seed shall all the nations of the earth be blessed; because thou hast obeyed my voice. و واقع شد بعد از این امور، که به ابراهیم خبر داده، گفتند: «اینک ملکه نیز برای برادرت ناحور، پسران زاییده است. bible_en_fa So Abraham returned unto his young men, and they rose up and went together to Beer-sheba; and Abraham dwelt at Beer-sheba. یعنی نخست زاده او عوص، و برادرش بوز و قموئیل، پدر ارام، bible_en_fa And it came to pass after these things, that it was told Abraham, saying, Behold, Milcah, she hath also born children unto thy brother Nahor; وکاسد و حزو و فلداش و یدلاف و بتوئیل.» bible_en_fa Huz his firstborn, and Buz his brother, and Kemuel the father of Aram, وبتوئیل، رفقه را آورده است. این هشت را، ملکه برای ناحور، برادر ابراهیم زایید.و کنیز او که رومه نام داشت، او نیز طابح و جاحم و تاحش ومعکه را زایید. bible_en_fa And Chesed, and Hazo, and Pildash, and Jidlaph, and Bethuel. و کنیز او که رومه نام داشت، او نیز طابح و جاحم و تاحش ومعکه را زایید. bible_en_fa And Bethuel begat Rebekah: these eight Milcah did bear to Nahor, Abraham's brother. و ایام زندگانی ساره، صد و بیست وهفت سال بود، این است سالهای عمرساره. bible_en_fa And his concubine, whose name was Reumah, she bare also Tebah, and Gaham, and Thahash, and Maachah. و ساره در قریه اربع، که حبرون باشد، درزمین کنعان مرد. و ابراهیم آمد تا برای ساره ماتم و گریه کند. bible_en_fa And Sarah was an hundred and seven and twenty years old: these were the years of the life of Sarah. و ابراهیم از نزد میت خودبرخاست، و بنی حت را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And Sarah died in Kirjath-arba; the same is Hebron in the land of Canaan: and Abraham came to mourn for Sarah, and to weep for her. «من نزد شما غریب و نزیل هستم. قبری از نزد خود به ملکیت من دهید، تا میت خود را از پیش روی خود دفن کنم.» bible_en_fa And Abraham stood up from before his dead, and spake unto the sons of Heth, saying, پس بنی حت در جواب ابراهیم گفتند: bible_en_fa I am a stranger and a sojourner with you: give me a possession of a buryingplace with you, that I may bury my dead out of my sight. «ای مولای من، سخن ما را بشنو. تو درمیان ما رئیس خدا هستی. در بهترین مقبره های ما، میت خود را دفن کن. هیچ کدام از ما، قبرخویش را از تو دریغ نخواهد داشت که میت خودرا دفن کنی.» bible_en_fa And the children of Heth answered Abraham, saying unto him, پس ابراهیم برخاست، و نزد اهل آن زمین، یعنی بنی حت، تعظیم نمود. bible_en_fa Hear us, my lord: thou art a mighty prince among us: in the choice of our sepulchres bury thy dead; none of us shall withhold from thee his sepulchre, but that thou mayest bury thy dead. و ایشان را خطاب کرده، گفت: «اگر مرضی شما باشد که میت خود را از نزد خود دفن کنم، سخن مرابشنوید و به عفرون بن صوحار، برای من سفارش کنید، bible_en_fa And Abraham stood up, and bowed himself to the people of the land, even to the children of Heth. تا مغاره مکفیله را که از املاک او در کنارزمینش واقع است، به من دهد، به قیمت تمام، درمیان شما برای قبر، به ملکیت من بسپارد.» bible_en_fa And he communed with them, saying, If it be your mind that I should bury my dead out of my sight; hear me, and intreat for me to Ephron the son of Zohar, و عفرون در میان بنی حت نشسته بود. پس عفرون حتی، در مسامع بنی حت، یعنی همه که به دروازه شهر او داخل می‌شدند، در جواب ابراهیم گفت: bible_en_fa That he may give me the cave of Machpelah, which he hath, which is in the end of his field; for as much money as it is worth he shall give it me for a possession of a buryingplace amongst you. «ای مولای من، نی، سخن مرا بشنو، آن زمین را به تو می‌بخشم، و مغاره‌ای را که در آن است به تو می‌دهم، بحضور ابنای قوم خود، آن رابه تو می‌بخشم. میت خود را دفن کن.» bible_en_fa And Ephron dwelt among the children of Heth: and Ephron the Hittite answered Abraham in the audience of the children of Heth, even of all that went in at the gate of his city, saying, پس ابراهیم نزد اهل آن زمین تعظیم نمود، bible_en_fa Nay, my lord, hear me: the field give I thee, and the cave that is therein, I give it thee; in the presence of the sons of my people give I it thee: bury thy dead. و عفرون را به مسامع اهل زمین خطاب کرده، گفت: «اگر تو راضی هستی، التماس دارم عرض مرا اجابت کنی. قیمت زمین را به تو می‌دهم، از من قبول فرمای، تا در آنجا میت خود را دفن کنم.» bible_en_fa And Abraham bowed down himself before the people of the land. عفرون در جواب ابراهیم گفت: bible_en_fa And he spake unto Ephron in the audience of the people of the land, saying, But if thou wilt give it, I pray thee, hear me: I will give thee money for the field; take it of me, and I will bury my dead there. «ای مولای من، از من بشنو، قیمت زمین چهارصد مثقال نقره است، این در میان من و تو چیست؟ میت خود رادفن کن.» bible_en_fa And Ephron answered Abraham, saying unto him, پس ابراهیم، سخن عفرون را اجابت نمود، و آن مبلغی را که در مسامع بنی حت گفته بود، یعنی چهارصد مثقال نقره رایج المعامله، به نزدعفرون وزن کرد. bible_en_fa My lord, hearken unto me: the land is worth four hundred shekels of silver; what is that betwixt me and thee? bury therefore thy dead. پس زمین عفرون، که درمکفیله، برابر ممری واقع است، یعنی زمین ومغاره‌ای که در آن است، با همه درختانی که در آن زمین، و در تمامی حدود و حوالی آن بود، مقررشد bible_en_fa And Abraham hearkened unto Ephron; and Abraham weighed to Ephron the silver, which he had named in the audience of the sons of Heth, four hundred shekels of silver, current money with the merchant. به ملکیت ابراهیم، بحضور بنی حت، یعنی همه که به دروازه شهرش داخل می‌شدند. bible_en_fa And the field of Ephron, which was in Machpelah, which was before Mamre, the field, and the cave which was therein, and all the trees that were in the field, that were in all the borders round about, were made sure ازآن پس، ابراهیم، زوجه خود، ساره را در مغاره صحرای مکفیله، در مقابل ممری، که حبرون باشد، در زمین کنعان دفن کرد.و آن صحرا، بامغاره‌ای که در آن است، از جانب بنی حت، به ملکیت ابراهیم، به جهت قبر مقرر شد. bible_en_fa Unto Abraham for a possession in the presence of the children of Heth, before all that went in at the gate of his city. و آن صحرا، بامغاره‌ای که در آن است، از جانب بنی حت، به ملکیت ابراهیم، به جهت قبر مقرر شد. bible_en_fa And after this, Abraham buried Sarah his wife in the cave of the field of Machpelah before Mamre: the same is Hebron in the land of Canaan. و ابراهیم پیر و سالخورده شد، وخداوند، ابراهیم را در هر چیز برکت داد. bible_en_fa And the field, and the cave that is therein, were made sure unto Abraham for a possession of a buryingplace by the sons of Heth. و ابراهیم به خادم خود، که بزرگ خانه وی، و بر تمام مایملک او مختار بود، گفت: «اکنون دست خود را زیر ران من بگذار. bible_en_fa And Abraham was old, and well stricken in age: and the LORD had blessed Abraham in all things. و به یهوه، خدای آسمان و خدای زمین، تو را قسم می‌دهم، که زنی برای پسرم از دختر کنعانیان، که در میان ایشان ساکنم، نگیری، bible_en_fa And Abraham said unto his eldest servant of his house, that ruled over all that he had, Put, I pray thee, thy hand under my thigh: بلکه به ولایت من و به مولدم بروی، و از آنجا زنی برای پسرم اسحاق بگیری.» bible_en_fa And I will make thee swear by the LORD, the God of heaven, and the God of the earth, that thou shalt not take a wife unto my son of the daughters of the Canaanites, among whom I dwell: خادم به وی گفت: «شاید آن زن راضی نباشد که با من بدین زمین بیاید؟ آیا پسرت را بدان زمینی که از آن بیرون آمدی، بازبرم؟» bible_en_fa But thou shalt go unto my country, and to my kindred, and take a wife unto my son Isaac. ابراهیم وی را گفت: «زنهار، پسر مرا بدانجا باز مبری. bible_en_fa And the servant said unto him, Peradventure the woman will not be willing to follow me unto this land: must I needs bring thy son again unto the land from whence thou camest? یهوه، خدای آسمان، که مرا از خانه پدرم و اززمین مولد من، بیرون آورد، و به من تکلم کرد، وقسم خورده، گفت: "که این زمین را به ذریت توخواهم داد." او فرشته خود را پیش روی توخواهد فرستاد، تا زنی برای پسرم از آنجا بگیری. bible_en_fa And Abraham said unto him, Beware thou that thou bring not my son thither again. اما اگر آن زن از آمدن با تو رضا ندهد، از این قسم من، بری خواهی بود، لیکن زنهار، پسر مرابدانجا باز نبری.» bible_en_fa The LORD God of heaven, which took me from my father's house, and from the land of my kindred, and which spake unto me, and that sware unto me, saying, Unto thy seed will I give this land; he shall send his angel before thee, and thou shalt take a wife unto my son from thence. پس خادم دست خود را زیرران آقای خود ابراهیم نهاد، و در این امر برای اوقسم خورد. bible_en_fa And if the woman will not be willing to follow thee, then thou shalt be clear from this my oath: only bring not my son thither again. و خادم ده شتر، از شتران آقای خود گرفته، برفت. و همه اموال مولایش به‌دست او بود. پس روانه شده، به شهر ناحور در ارام نهرین آمد. bible_en_fa And the servant put his hand under the thigh of Abraham his master, and sware to him concerning that matter. وبه وقت عصر، هنگامی که زنان برای کشیدن آب بیرون می‌آمدند، شتران خود را در خارج شهر، برلب چاه آب خوابانید. bible_en_fa And the servant took ten camels of the camels of his master, and departed; for all the goods of his master were in his hand: and he arose, and went to Mesopotamia, unto the city of Nahor. و گفت: «ای یهوه، خدای آقایم ابراهیم، امروز مرا کامیاب بفرما، و باآقایم ابراهیم احسان بنما. bible_en_fa And he made his camels to kneel down without the city by a well of water at the time of the evening, even the time that women go out to draw water. اینک من بر این چشمه آب ایستاده‌ام، و دختران اهل این شهر، به جهت کشیدن آب بیرون می‌آیند. bible_en_fa And he said, O LORD God of my master Abraham, I pray thee, send me good speed this day, and shew kindness unto my master Abraham. پس چنین بشود که آن دختری که به وی گویم: "سبوی خودرا فرودآر تا بنوشم "، و او گوید: "بنوش و شترانت را نیز سیراب کنم "، همان باشد که نصیب بنده خود اسحاق کرده باشی، تا بدین، بدانم که با آقایم احسان فرموده‌ای.» bible_en_fa Behold, I stand here by the well of water; and the daughters of the men of the city come out to draw water: و او هنوز از سخن‌گفتن فارغ نشده بود که ناگاه، رفقه، دختر بتوئیل، پسر ملکه، زن ناحور، برادر ابراهیم، بیرون آمد و سبویی بر کتف داشت. bible_en_fa And let it come to pass, that the damsel to whom I shall say, Let down thy pitcher, I pray thee, that I may drink; and she shall say, Drink, and I will give thy camels drink also: let the same be she that thou hast appointed for thy servant Isaac; and thereby shall I know that thou hast shewed kindness unto my master. و آن دختر بسیار نیکومنظر و باکره بود، ومردی او را نشناخته بود. پس به چشمه فرورفت، و سبوی خود را پر کرده، بالا آمد. bible_en_fa And it came to pass, before he had done speaking, that, behold, Rebekah came out, who was born to Bethuel, son of Milcah, the wife of Nahor, Abraham's brother, with her pitcher upon her shoulder. آنگاه خادم به استقبال او بشتافت و گفت: «جرعه‌ای آب ازسبوی خود به من بنوشان.» bible_en_fa And the damsel was very fair to look upon, a virgin, neither had any man known her: and she went down to the well, and filled her pitcher, and came up. گفت: «ای آقای من بنوش»، و سبوی خود را بزودی بر دست خودفرودآورده، او را نوشانید. bible_en_fa And the servant ran to meet her, and said, Let me, I pray thee, drink a little water of thy pitcher. و چون ازنوشانیدنش فارغ شد، گفت: «برای شترانت نیزبکشم تا از نوشیدن بازایستند.» bible_en_fa And she said, Drink, my lord: and she hasted, and let down her pitcher upon her hand, and gave him drink. پس سبوی خود را بزودی در آبخور خالی کرد و باز به سوی چاه، برای کشیدن بدوید، و از بهر همه شترانش کشید. bible_en_fa And when she had done giving him drink, she said, I will draw water for thy camels also, until they have done drinking. و آن مرد بر وی چشم دوخته بود وسکوت داشت، تا بداند که خداوند، سفر او راخیریت اثر نموده است یا نه. bible_en_fa And she hasted, and emptied her pitcher into the trough, and ran again unto the well to draw water, and drew for all his camels. و واقع شد، چون شتران از نوشیدن بازایستادند، که آن مرد حلقه طلای نیم مثقال وزن، ودو ابرنجین برای دستهایش، که ده مثقال طلا وزن آنها بود، بیرون آورد. bible_en_fa And the man wondering at her held his peace, to wit whether the LORD had made his journey prosperous or not. و گفت: «به من بگو که دختر کیستی؟ آیا در خانه پدرت جایی برای ماباشد تا شب را بسر بریم؟» bible_en_fa And it came to pass, as the camels had done drinking, that the man took a golden earring of half a shekel weight, and two bracelets for her hands of ten shekels weight of gold; وی را گفت: «من دختر بتوئیل، پسر ملکه که او را از ناحور زایید، می‌باشم.» bible_en_fa And said, Whose daughter art thou? tell me, I pray thee: is there room in thy father's house for us to lodge in? و بدو گفت: «نزد ما کاه و علف فراوان است، و جای نیز برای منزل.» bible_en_fa And she said unto him, I am the daughter of Bethuel the son of Milcah, which she bare unto Nahor. آنگاه آن مرد خم شد، خداوند را پرستش نمود bible_en_fa She said moreover unto him, We have both straw and provender enough, and room to lodge in. و گفت: «متبارک باد یهوه، خدای آقایم ابراهیم، که لطف و وفای خود را از آقایم دریغ نداشت، و چون من در راه بودم، خداوند مرا به خانه برادران آقایم راهنمایی فرمود.» bible_en_fa And the man bowed down his head, and worshipped the LORD. پس آن دختر دوان دوان رفته، اهل خانه مادر خویش را از این وقایع خبر داد. bible_en_fa And he said, Blessed be the LORD God of my master Abraham, who hath not left destitute my master of his mercy and his truth: I being in the way, the LORD led me to the house of my master's brethren. و رفقه رابرادری لابان نام بود. پس لابان به نزد آن مرد، به‌سر چشمه، دوان دوان بیرون آمد. bible_en_fa And the damsel ran, and told them of her mother's house these things. و واقع شدکه چون آن حلقه و ابرنجینها را بر دستهای خواهر خود دید، و سخنهای خواهر خود، رفقه را شنید که می‌گفت آن مرد چنین به من گفته است، به نزد وی آمد. و اینک نزد شتران به‌سر چشمه ایستاده بود. bible_en_fa And Rebekah had a brother, and his name was Laban: and Laban ran out unto the man, unto the well. و گفت: «ای مبارک خداوند، بیا، چرا بیرون ایستاده‌ای؟ من خانه را و منزلی برای شتران، مهیا ساخته‌ام.» bible_en_fa And it came to pass, when he saw the earring and bracelets upon his sister's hands, and when he heard the words of Rebekah his sister, saying, Thus spake the man unto me; that he came unto the man; and, behold, he stood by the camels at the well. پس آن مرد به خانه درآمد، و لابان شتران را باز کرد، و کاه و علف به شتران داد، و آب به جهت شستن پایهایش و پایهای رفقایش آورد. bible_en_fa And he said, Come in, thou blessed of the LORD; wherefore standest thou without? for I have prepared the house, and room for the camels. و غذا پیش او نهادند. وی گفت: «تا مقصود خود را بازنگویم، چیزی نخورم.» گفت: «بگو.» bible_en_fa And the man came into the house: and he ungirded his camels, and gave straw and provender for the camels, and water to wash his feet, and the men's feet that were with him. گفت: «من خادم ابراهیم هستم. bible_en_fa And there was set meat before him to eat: but he said, I will not eat, until I have told mine errand. And he said, Speak on. وخداوند، آقای مرا بسیار برکت داده و او بزرگ شده است، و گله‌ها و رمه‌ها و نقره و طلا و غلامان و کنیزان و شتران و الاغان بدو داده است. bible_en_fa And he said, I am Abraham's servant. وزوجه آقایم ساره، بعد از پیر شدن، پسری برای آقایم زایید، و آنچه دارد، بدو داده است. bible_en_fa And the LORD hath blessed my master greatly; and he is become great: and he hath given him flocks, and herds, and silver, and gold, and menservants, and maidservants, and camels, and asses. وآقایم مرا قسم داد و گفت که "زنی برای پسرم ازدختران کنعانیان که در زمین ایشان ساکنم، نگیری. bible_en_fa And Sarah my master's wife bare a son to my master when she was old: and unto him hath he given all that he hath. بلکه به خانه پدرم و به قبیله من بروی، و زنی برای پسرم بگیری." bible_en_fa And my master made me swear, saying, Thou shalt not take a wife to my son of the daughters of the Canaanites, in whose land I dwell: و به آقای خودگفتم: "شاید آن زن همراه من نیاید؟" bible_en_fa But thou shalt go unto my father's house, and to my kindred, and take a wife unto my son. او به من گفت: "یهوه که به حضور او سالک بوده‌ام، فرشته خود را با تو خواهد فرستاد، و سفر تو راخیریت اثر خواهد گردانید، تا زنی برای پسرم ازقبیله‌ام و از خانه پدرم بگیری. bible_en_fa And I said unto my master, Peradventure the woman will not follow me. آنگاه از قسم من بری خواهی گشت، چون به نزد قبیله‌ام رفتی، هرگاه زنی به تو ندادند، از سوگند من بری خواهی بود." bible_en_fa And he said unto me, The LORD, before whom I walk, will send his angel with thee, and prosper thy way; and thou shalt take a wife for my son of my kindred, and of my father's house: پس امروز به‌سر چشمه رسیدم و گفتم: "ای یهوه، خدای آقایم ابراهیم، اگر حال، سفر مراکه به آن آمده‌ام، کامیاب خواهی کرد. bible_en_fa Then shalt thou be clear from this my oath, when thou comest to my kindred; and if they give not thee one, thou shalt be clear from my oath. اینک من به‌سر این چشمه آب ایستاده‌ام. پس چنین بشودکه آن دختری که برای کشیدن آب بیرون آید، وبه وی گویم: "مرا از سبوی خود جرعه‌ای آب بنوشان "، bible_en_fa And I came this day unto the well, and said, O LORD God of my master Abraham, if now thou do prosper my way which I go; و به من گوید: "بیاشام، و برای شترانت نیز آب می‌کشم "، او همان زن باشد که خداوند، نصیب آقازاده من کرده است. bible_en_fa Behold, I stand by the well of water; and it shall come to pass, that when the virgin cometh forth to draw water, and I say to her, Give me, I pray thee, a little water of thy pitcher to drink; و من هنوز از گفتن این، در دل خود فارغ نشده بودم، که ناگاه، رفقه با سبویی بر کتف خود بیرون آمد، و به چشمه پایین رفت، تا آب بکشد. و به وی گفتم: "جرعه‌ای آب به من بنوشان." bible_en_fa And she say to me, Both drink thou, and I will also draw for thy camels: let the same be the woman whom the LORD hath appointed out for my master's son. پس سبوی خودرا بزودی از کتف خود فروآورده، گفت: "بیاشام، و شترانت را نیز آب می‌دهم." پس نوشیدم وشتران را نیز آب داد. bible_en_fa And before I had done speaking in mine heart, behold, Rebekah came forth with her pitcher on her shoulder; and she went down unto the well, and drew water: and I said unto her, Let me drink, I pray thee. و از او پرسیده، گفتم: "تودختر کیستی؟" گفت: "دختر بتوئیل بن ناحور که ملکه، او را برای او زایید." پس حلقه را در بینی او، و ابرنجین‌ها را بر دستهایش گذاشتم. bible_en_fa And she made haste, and let down her pitcher from her shoulder, and said, Drink, and I will give thy camels drink also: so I drank, and she made the camels drink also. آنگاه سجده کرده، خداوند را پرستش نمودم. و یهوه، خدای آقای خود ابراهیم را، متبارک خواندم، که مرا به راه راست هدایت فرمود، تا دختر برادرآقای خود را، برای پسرش بگیرم. bible_en_fa And I asked her, and said, Whose daughter art thou? And she said, The daughter of Bethuel, Nahor's son, whom Milcah bare unto him: and I put the earring upon her face, and the bracelets upon her hands. اکنون اگربخواهید با آقایم احسان و صداقت کنید، پس مراخبر دهید. و اگر نه مرا خبر دهید، تا بطرف راست یا چپ ره سپر شوم.» bible_en_fa And I bowed down my head, and worshipped the LORD, and blessed the LORD God of my master Abraham, which had led me in the right way to take my master's brother's daughter unto his son. لابان و بتوئیل در جواب گفتند: «این امر ازخداوند صادر شده است، با تو نیک یا بدنمی توانیم گفت. bible_en_fa And now if ye will deal kindly and truly with my master, tell me: and if not, tell me; that I may turn to the right hand, or to the left. اینک رفقه حاضر است، او رابرداشته، روانه شو تا زن پسر آقایت باشد، چنانکه خداوند گفته است.» bible_en_fa Then Laban and Bethuel answered and said, The thing proceedeth from the LORD: we cannot speak unto thee bad or good. و واقع شد که چون خادم ابراهیم سخن ایشان را شنید، خداوند را به زمین سجده کرد. bible_en_fa Behold, Rebekah is before thee, take her, and go, and let her be thy master's son's wife, as the LORD hath spoken. و خادم، آلات نقره و آلات طلا و رختها رابیرون آورده، پیشکش رفقه کرد، و برادر و مادر اورا چیزهای نفیسه داد. bible_en_fa And it came to pass, that, when Abraham's servant heard their words, he worshipped the LORD, bowing himself to the earth. و او و رفقایش خوردندو آشامیدند و شب را بسر بردند. و بامدادان برخاسته، گفت: «مرا به سوی آقایم روانه نمایید.» bible_en_fa And the servant brought forth jewels of silver, and jewels of gold, and raiment, and gave them to Rebekah: he gave also to her brother and to her mother precious things. برادر و مادر او گفتند: «دختر با ما ده روزی بماند و بعد از آن روانه شود.» bible_en_fa And they did eat and drink, he and the men that were with him, and tarried all night; and they rose up in the morning, and he said, Send me away unto my master. بدیشان گفت: «مرا معطل مسازید، خداوند سفر مرا کامیاب گردانیده است، پس مرا روانه نمایید تا بنزد آقای خود بروم.» bible_en_fa And her brother and her mother said, Let the damsel abide with us a few days, at the least ten; after that she shall go. گفتند: «دختر را بخوانیم و اززبانش بپرسیم.» bible_en_fa And he said unto them, Hinder me not, seeing the LORD hath prospered my way; send me away that I may go to my master. پس رفقه را خواندند و به وی گفتند: «با این مرد خواهی رفت؟» گفت: «می‌روم.» bible_en_fa And they said, We will call the damsel, and inquire at her mouth. آنگاه خواهر خود رفقه، و دایه‌اش را، با خادم ابراهیم و رفقایش روانه کردند. bible_en_fa And they called Rebekah, and said unto her, Wilt thou go with this man? And she said, I will go. ورفقه را برکت داده به وی گفتند: «تو خواهر ماهستی، مادر هزار کرورها باش، و ذریت تو، دروازه دشمنان خود را متصرف شوند.» bible_en_fa And they sent away Rebekah their sister, and her nurse, and Abraham's servant, and his men. پس رفقه با کنیزانش برخاسته، بر شتران سوار شدند، و از عقب آن مرد روانه گردیدند. وخادم، رفقه را برداشته، برفت. bible_en_fa And they blessed Rebekah, and said unto her, Thou art our sister, be thou the mother of thousands of millions, and let thy seed possess the gate of those which hate them. و اسحاق از راه بئرلحی رئی می‌آمد، زیرا که او در ارض جنوب ساکن بود. bible_en_fa And Rebekah arose, and her damsels, and they rode upon the camels, and followed the man: and the servant took Rebekah, and went his way. و هنگام شام، اسحاق برای تفکر به صحرا بیرون رفت، و چون نظر بالا کرد، دید که شتران می‌آیند. bible_en_fa And Isaac came from the way of the well Lahai-roi; for he dwelt in the south country. و رفقه چشمان خود را بلندکرده، اسحاق را دید، و از شتر خود فرود آمد، bible_en_fa And Isaac went out to meditate in the field at the eventide: and he lifted up his eyes, and saw, and, behold, the camels were coming. زیرا که از خادم پرسید: «این مرد کیست که درصحرا به استقبال ما می‌آید؟» و خادم گفت: «آقای من است.» پس برقع خود را گرفته، خود راپوشانید. bible_en_fa And Rebekah lifted up her eyes, and when she saw Isaac, she lighted off the camel. و خادم، همه کارهایی را که کرده بود، به اسحاق باز‌گفت.و اسحاق، رفقه را به خیمه مادر خود، ساره، آورد، و او را به زنی خود گرفته، دل در او بست. و اسحاق بعد از وفات مادر خود، تسلی پذیرفت. bible_en_fa For she had said unto the servant, What man is this that walketh in the field to meet us? And the servant had said, It is my master: therefore she took a vail, and covered herself. و اسحاق، رفقه را به خیمه مادر خود، ساره، آورد، و او را به زنی خود گرفته، دل در او بست. و اسحاق بعد از وفات مادر خود، تسلی پذیرفت. bible_en_fa And the servant told Isaac all things that he had done. و ابراهیم، دیگر بار، زنی گرفت که قطوره نام داشت. bible_en_fa And Isaac brought her into his mother Sarah's tent, and took Rebekah, and she became his wife; and he loved her: and Isaac was comforted after his mother's death. و او زمران و یقشان و مدان و مدیان و یشباق و شوحا را برای او زایید. bible_en_fa Then again Abraham took a wife, and her name was Keturah. و یقشان، شبا و ددان را آورد. و بنی ددان، اشوریم و لطوشیم و لامیم بودند. bible_en_fa And she bare him Zimran, and Jokshan, and Medan, and Midian, and Ishbak, and Shuah. و پسران مدیان، عیفا و عیفر و حنوک و ابیداع و الداعه بودند. جمله اینها، اولاد قطوره بودند. bible_en_fa And Jokshan begat Sheba, and Dedan. And the sons of Dedan were Asshurim, and Letushim, and Leummim. و ابراهیم تمام مایملک خود را به اسحاق بخشید. bible_en_fa And the sons of Midian; Ephah, and Epher, and Hanoch, and Abida, and Eldaah. All these were the children of Keturah. اما به پسران کنیزانی که ابراهیم داشت، ابراهیم عطایاداد، و ایشان را در حین حیات خود، از نزد پسرخویش اسحاق، به‌جانب مشرق، به زمین شرقی فرستاد. bible_en_fa And Abraham gave all that he had unto Isaac. این است ایام سالهای عمر ابراهیم، که زندگانی نمود: صد و هفتاد وپنج سال. bible_en_fa But unto the sons of the concubines, which Abraham had, Abraham gave gifts, and sent them away from Isaac his son, while he yet lived, eastward, unto the east country. و ابراهیم جان بداد، و در کمال شیخوخیت، پیر و سیر شده، بمرد. و به قوم خود ملحق شد. bible_en_fa And these are the days of the years of Abraham's life which he lived, an hundred threescore and fifteen years. و پسرانش، اسحاق و اسماعیل، او را در مغاره مکفیله، درصحرای عفرون بن صوحارحتی، در مقابل ممری دفن کردند. bible_en_fa Then Abraham gave up the ghost, and died in a good old age, an old man, and full of years; and was gathered to his people. آن صحرایی که ابراهیم، ازبنی حت، خریده بود. در آنجا ابراهیم و زوجه‌اش ساره مدفون شدند. bible_en_fa And his sons Isaac and Ishmael buried him in the cave of Machpelah, in the field of Ephron the son of Zohar the Hittite, which is before Mamre; و واقع شد بعد از وفات ابراهیم، که خدا پسرش اسحاق را برکت داد، واسحاق نزد بئرلحی رئی ساکن بود. bible_en_fa The field which Abraham purchased of the sons of Heth: there was Abraham buried, and Sarah his wife. این است پیدایش اسماعیل بن ابراهیم، که هاجر مصری، کنیز ساره، برای ابراهیم زایید. bible_en_fa And it came to pass after the death of Abraham, that God blessed his son Isaac; and Isaac dwelt by the well Lahai-roi. واین است نامهای پسران اسماعیل، موافق اسمهای ایشان به حسب پیدایش ایشان. نخست زاده اسماعیل، نبایوت، و قیدار و ادبیل ومبسام. bible_en_fa Now these are the generations of Ishmael, Abraham's son, whom Hagar the Egyptian, Sarah's handmaid, bare unto Abraham: و مشماع و دومه و مسا bible_en_fa And these are the names of the sons of Ishmael, by their names, according to their generations: the firstborn of Ishmael, Nebajoth; and Kedar, and Adbeel, and Mibsam, و حدار وتیما و یطور و نافیش و قدمه. bible_en_fa And Mishma, and Dumah, and Massa, اینانند پسران اسماعیل، و این است نامهای ایشان در بلدان وحله های ایشان، دوازده امیر، حسب قبایل ایشان. bible_en_fa Hadar, and Tema, Jetur, Naphish, and Kedemah: و مدت زندگانی اسماعیل، صد و سی و هفت سال بود، که جان را سپرده، بمرد. و به قوم خودملحق گشت. bible_en_fa These are the sons of Ishmael, and these are their names, by their towns, and by their castles; twelve princes according to their nations. و ایشان از حویله تا شور، که مقابل مصر، به سمت آشور واقع است، ساکن بودند. و نصیب او در مقابل همه برادران او افتاد. bible_en_fa And these are the years of the life of Ishmael, an hundred and thirty and seven years: and he gave up the ghost and died; and was gathered unto his people. و این است پیدایش اسحاق بن ابراهیم. ابراهیم، اسحاق را آورد. bible_en_fa And they dwelt from Havilah unto Shur, that is before Egypt, as thou goest toward Assyria: and he died in the presence of all his brethren. و چون اسحاق چهل ساله شد، رفقه دختر بتوئیل ارامی و خواهر لابان ارامی را، از فدان ارام به زنی گرفت. bible_en_fa And these are the generations of Isaac, Abraham's son: Abraham begat Isaac: و اسحاق برای زوجه خود، چون که نازاد بود، نزد خداونددعا کرد. و خداوند او را مستجاب فرمود. وزوجه‌اش رفقه حامله شد. bible_en_fa And Isaac was forty years old when he took Rebekah to wife, the daughter of Bethuel the Syrian of Padan-aram, the sister to Laban the Syrian. و دو طفل در رحم او منازعت می‌کردند. او گفت: «اگر چنین باشد، من چرا چنین هستم؟» پس رفت تا از خداوندبپرسد. bible_en_fa And Isaac intreated the LORD for his wife, because she was barren: and the LORD was intreated of him, and Rebekah his wife conceived. خداوند به وی گفت: «دو امت در بطن تو هستند، و دو قوم از رحم تو جدا شوند. وقومی بر قومی تسلط خواهد یافت، و بزرگ، کوچک را بندگی خواهد نمود.» bible_en_fa And the children struggled together within her; and she said, If it be so, why am I thus? And she went to inquire of the LORD. و چون وقت وضع حملش رسید، اینک توامان در رحم اوبودند. bible_en_fa And the LORD said unto her, Two nations are in thy womb, and two manner of people shall be separated from thy bowels; and the one people shall be stronger than the other people; and the elder shall serve the younger. و نخستین، سرخ‌فام بیرون آمد، وتمامی بدنش مانند پوستین، پشمین بود. و او راعیسو نام نهادند. bible_en_fa And when her days to be delivered were fulfilled, behold, there were twins in her womb. و بعد از آن، برادرش بیرون آمد، و پاشنه عیسو را به‌دست خود گرفته بود. واو را یعقوب نام نهادند. و درحین ولادت ایشان، اسحاق، شصت ساله بود. bible_en_fa And the first came out red, all over like an hairy garment; and they called his name Esau. و آن دو پسر، نموکردند، و عیسو صیادی ماهر، و مرد صحرایی بود. و اما یعقوب، مرد ساده دل و چادرنشین. bible_en_fa And after that came his brother out, and his hand took hold on Esau's heel; and his name was called Jacob: and Isaac was threescore years old when she bare them. واسحاق، عیسو را دوست داشتی، زیرا که صید اورا می‌خورد. اما رفقه، یعقوب را محبت نمودی. bible_en_fa And the boys grew: and Esau was a cunning hunter, a man of the field; and Jacob was a plain man, dwelling in tents. روزی یعقوب، آش می‌پخت و عیسو وا مانده، از صحرا آمد. bible_en_fa And Isaac loved Esau, because he did eat of his venison: but Rebekah loved Jacob. و عیسو به یعقوب گفت: «از این آش ادوم (یعنی سرخ ) مرا بخوران، زیرا که وامانده‌ام.» از این سبب او را ادوم نامیدند. bible_en_fa And Jacob sod pottage: and Esau came from the field, and he was faint: یعقوب گفت: «امروز نخست زادگی خود را به من بفروش.» bible_en_fa And Esau said to Jacob, Feed me, I pray thee, with that same red pottage; for I am faint: therefore was his name called Edom. عیسو گفت: «اینک من به حالت موت رسیده‌ام، پس مرا از نخست زادگی چه فایده؟» bible_en_fa And Jacob said, Sell me this day thy birthright. یعقوب گفت: «امروز برای من قسم بخور.» پس برای او قسم خورد، و نخست زادگی خود را به یعقوب فروخت.و یعقوب نان وآش عدس را به عیسو داد، که خورد و نوشید وبرخاسته، برفت. پس عیسو نخست زادگی خود راخوار نمود. bible_en_fa And Esau said, Behold, I am at the point to die: and what profit shall this birthright do to me? و یعقوب نان وآش عدس را به عیسو داد، که خورد و نوشید وبرخاسته، برفت. پس عیسو نخست زادگی خود راخوار نمود. bible_en_fa And Jacob said, Swear to me this day; and he sware unto him: and he sold his birthright unto Jacob. و قحطی در آن زمین حادث شد، غیرآن قحط اول، که در ایام ابراهیم بود. واسحاق نزد ابی ملک، پادشاه فلسطینیان به جراررفت. bible_en_fa Then Jacob gave Esau bread and pottage of lentiles; and he did eat and drink, and rose up, and went his way: thus Esau despised his birthright. و خداوند بر وی ظاهر شده، گفت: «به مصر فرود میا، بلکه به زمینی که به تو بگویم ساکن شو. bible_en_fa And there was a famine in the land, beside the first famine that was in the days of Abraham. And Isaac went unto Abimelech king of the Philistines unto Gerar. در این زمین توقف نما، و با تو خواهم بود، وتو را برکت خواهم داد، زیرا که به تو و ذریت تو، تمام این زمین را می‌دهم، و سوگندی را که باپدرت ابراهیم خوردم، استوار خواهم داشت. bible_en_fa And the LORD appeared unto him, and said, Go not down into Egypt; dwell in the land which I shall tell thee of: وذریتت را مانند ستارگان آسمان کثیر گردانم، وتمام این زمینها را به ذریت تو بخشم، و از ذریت تو جمیع امتهای جهان برکت خواهند یافت. bible_en_fa Sojourn in this land, and I will be with thee, and will bless thee; for unto thee, and unto thy seed, I will give all these countries, and I will perform the oath which I sware unto Abraham thy father; زیرا که ابراهیم قول مرا شنید، و وصایا و اوامر وفرایض و احکام مرا نگاه داشت.» bible_en_fa And I will make thy seed to multiply as the stars of heaven, and will give unto thy seed all these countries; and in thy seed shall all the nations of the earth be blessed; پس اسحاق در جرار اقامت نمود. bible_en_fa Because that Abraham obeyed my voice, and kept my charge, my commandments, my statutes, and my laws. و مردمان آن مکان درباره زنش از او جویا شدند. گفت: «او خواهر من است، » زیرا ترسید که بگوید: «زوجه من است، » مبادا اهل آنجا، او را به‌خاطررفقه که نیکومنظر بود، بکشند. bible_en_fa And Isaac dwelt in Gerar: و چون در آنجامدتی توقف نمود، چنان افتاد که ابی ملک، پادشاه فلسطینیان، از دریچه نظاره کرد، و دید که اینک اسحاق با زوجه خود رفقه، مزاح می‌کند. bible_en_fa And the men of the place asked him of his wife; and he said, She is my sister: for he feared to say, She is my wife; lest, said he, the men of the place should kill me for Rebekah; because she was fair to look upon. پس ابی ملک، اسحاق را خوانده، گفت: «همانا این زوجه توست! پس چرا گفتی که خواهر من است؟» اسحاق بدو گفت: «زیرا گفتم که مبادابرای وی بمیرم.» bible_en_fa And it came to pass, when he had been there a long time, that Abimelech king of the Philistines looked out at a window, and saw, and, behold, Isaac was sporting with Rebekah his wife. ابی ملک گفت: «این چه‌کاراست که با ما کردی؟ نزدیک بود که یکی از قوم، بازوجه ات همخواب شود، و بر ما جرمی آورده باشی.» bible_en_fa And Abimelech called Isaac, and said, Behold, of a surety she is thy wife: and how saidst thou, She is my sister? And Isaac said unto him, Because I said, Lest I die for her. و ابی ملک تمامی قوم را قدغن فرموده، گفت: «کسی‌که متعرض این مرد و زوجه‌اش بشود، هر آینه خواهد مرد.» bible_en_fa And Abimelech said, What is this thou hast done unto us? one of the people might lightly have lien with thy wife, and thou shouldest have brought guiltiness upon us. و اسحاق در آن زمین زراعت کرد، و در آن سال صد چندان پیدا نمود؛ و خداوند او را برکت داد. bible_en_fa And Abimelech charged all his people, saying, He that toucheth this man or his wife shall surely be put to death. و آن مرد بزرگ شده، آن فان ترقی می‌نمود، تا بسیار بزرگ گردید. bible_en_fa Then Isaac sowed in that land, and received in the same year an hundredfold: and the LORD blessed him. و او را گله گوسفندان و مواشی گاوان و غلامان کثیر بود، وفلسطینیان بر او حسد بردند. bible_en_fa And the man waxed great, and went forward, and grew until he became very great: و همه چاههایی که نوکران پدرش در ایام پدرش ابراهیم، کنده بودند، فلسطینیان آنها را بستند، و از خاک پرکردند. bible_en_fa For he had possession of flocks, and possessions of herds, and great store of servants: and the Philistines envied him. و ابی ملک به اسحاق گفت: «از نزد مابرو، زیرا که از ما بسیار بزرگتر شده‌ای.» bible_en_fa For all the wells which his father's servants had digged in the days of Abraham his father, the Philistines had stopped them, and filled them with earth. پس اسحاق از آنجا برفت، و در وادی جرارفرود آمده، در آنجا ساکن شد. bible_en_fa And Abimelech said unto Isaac, Go from us; for thou art much mightier than we. و چاههای آب را، که در ایام پدرش ابراهیم کنده بودند، وفلسطینیان آنها را بعد از وفات ابراهیم بسته بودند، اسحاق از سر نو کند، و آنها را مسمی نمودبه نامهایی که پدرش آنها را نامیده بود. bible_en_fa And Isaac departed thence, and pitched his tent in the valley of Gerar, and dwelt there. ونوکران اسحاق در آن وادی حفره زدند، و چاه آب زنده‌ای در آنجا یافتند. bible_en_fa And Isaac digged again the wells of water, which they had digged in the days of Abraham his father; for the philistines had stopped them after the death of Abraham: and he called their names after the names by which his father had called them. و شبانان جرار، باشبانان اسحاق، منازعه کرده، گفتند: «این آب ازآن ماست!» پس آن چاه را عسق نامید، زیرا که باوی منازعه کردند. bible_en_fa And Isaac's servants digged in the valley, and found there a well of springing water. و چاهی دیگر کندند، همچنان برای آن نیز جنگ کردند، و آن را سطنه نامید. bible_en_fa And the herdmen of Gerar did strive with Isaac's herdmen, saying, The water is ours: and he called the name of the well Esek; because they strove with him. و از آنجا کوچ کرده، چاهی دیگر کند، وبرای آن جنگ نکردند، پس آن را رحوبوت نامیده، گفت: «که اکنون خداوند ما را وسعت داده است، و در زمین، بارور خواهیم شد.» bible_en_fa And they digged another well, and strove for that also:and he called the name of it Sitnah. پس از آنجا به بئرشبع آمد. bible_en_fa And he removed from thence, and digged another well; and for that they strove not: and he called the name of it Rehoboth; and he said, For now the LORD hath made room for us, and we shall be fruitful in the land. در همان شب، خداوند بر وی ظاهر شده، گفت: «من خدای پدرت، ابراهیم، هستم. ترسان مباش زیراکه من با تو هستم، و تو را برکت می‌دهم، و ذریت تو را بخاطر بنده خود، ابراهیم، فراوان خواهم ساخت.» bible_en_fa And he went up from thence to Beer-sheba. و مذبحی در آنجا بنا نهاد و نام یهوه را خواند، و خیمه خود را برپا نمود، و نوکران اسحاق، چاهی در آنجا کندند. bible_en_fa And the LORD appeared unto him the same night, and said, I am the God of Abraham thy father: fear not, for I am with thee, and will bless thee, and multiply thy seed for my servant Abraham's sake. و ابی ملک، به اتفاق یکی از اصحاب خود، احزات نام، وفیکول، که سپهسالار او بود، از جرار به نزد اوآمدند. bible_en_fa And he builded an altar there, and called upon the name of the LORD and pitched his tent there: and there Isaac's servants digged a well. و اسحاق بدیشان گفت: «چرا نزد من آمدید، با آنکه با من عداوت نمودید، و مرا از نزدخود راندید؟» bible_en_fa Then Abimelech went to him from Gerar, and Ahuzzath one of his friends, and Phichol the chief captain of his army. گفتند: «به تحقیق فهمیده‌ایم که خداوند با توست. پس گفتیم سوگندی در میان ماو تو باشد، و عهدی با تو ببندیم. bible_en_fa And Isaac said unto them, Wherefore come ye to me, seeing ye hate me, and have sent me away from you? تا با ما بدی نکنی چنانکه به تو ضرری نرساندیم، بلکه غیر ازنیکی به تو نکردیم، و تو را به سلامتی روانه نمودیم، و اکنون مبارک خداوند هستی.» bible_en_fa And they said, We saw certainly that the LORD was with thee: and we said, Let there be now an oath betwixt us, even betwixt us and thee, and let us make a covenant with thee; آنگاه برای ایشان ضیافتی برپا نمود، وخوردند و آشامیدند. bible_en_fa That thou wilt do us no hurt, as we have not touched thee, and as we have done unto thee nothing but good, and have sent thee away in peace: thou art now the blessed of the LORD. بامدادان برخاسته، بایکدیگر قسم خوردند، و اسحاق ایشان را وداع نمود. پس، از نزد وی به سلامتی رفتند. bible_en_fa And he made them a feast, and they did eat and drink. و درآن روز چنان افتاد که نوکران اسحاق آمده، او را ازآن چاهی که می‌کندند خبر داده، گفتند: «آب یافتیم!» bible_en_fa And they rose up betimes in the morning, and sware one to another: and Isaac sent them away, and they departed from him in peace. پس آن را شبعه نامید. از این سبب آن شهر، تا امروز بئرشبع نام دارد. bible_en_fa And it came to pass the same day, that Isaac's servants came, and told him concerning the well which they had digged, and said unto him, We have found water. و چون عیسوچهل ساله بود، یهودیه، دختر بیری حتی، وبسمه، دختر ایلون حتی را به زنی گرفت.وایشان باعث تلخی جان اسحاق و رفقه شدند. bible_en_fa And he called it Shebah: therefore the name of the city is Beer-sheba unto this day. وایشان باعث تلخی جان اسحاق و رفقه شدند. bible_en_fa And Esau was forty years old when he took to wife Judith the daughter of Beeri the Hittite, and Bashemath the daughter of Elon the Hittite: و چون اسحاق پیر شد، و چشمانش از دیدن تار گشته بود، پسر بزرگ خودعیسو را طلبیده، به وی گفت: «ای پسر من!» گفت: «لبیک.» bible_en_fa Which were a grief of mind unto Isaac and to Rebekah. گفت: «اینک پیر شده‌ام و وقت اجل خود را نمی دانم. bible_en_fa And it came to pass, that when Isaac was old, and his eyes were dim, so that he could not see, he called Esau his eldest son, and said unto him, My son: and he said unto him, Behold, here am I. پس اکنون، سلاح خود یعنی ترکش و کمان خویش را گرفته، به صحرا برو، ونخجیری برای من بگیر، bible_en_fa And he said, Behold now, I am old, I know not the day of my death: و خورشی برای من چنانکه دوست می‌دارم ساخته، نزد من حاضر کن، تا بخورم و جانم قبل از مردنم تو را برکت دهد.» bible_en_fa Now therefore take, I pray thee, thy weapons, thy quiver and thy bow, and go out to the field, and take me some venison; و چون اسحاق به پسر خود عیسو سخن می‌گفت، رفقه بشنید، و عیسو به صحرا رفت تانخجیری صید کرده، بیاورد. bible_en_fa And make me savoury meat, such as I love, and bring it to me, that I may eat; that my soul may bless thee before I die. آنگاه رفقه پسرخود، یعقوب را خوانده، گفت: «اینک پدر تو راشنیدم که برادرت عیسو را خطاب کرده، می‌گفت: bible_en_fa And Rebekah heard when Isaac spake to Esau his son. And Esau went to the field to hunt for venison, and to bring it. "برای من شکاری آورده، خورشی بساز تا آن را بخورم، و قبل از مردنم تو را درحضور خداوند برکت دهم." bible_en_fa And Rebekah spake unto Jacob her son, saying, Behold, I heard thy father speak unto Esau thy brother, saying, پس‌ای پسر من، الان سخن مرا بشنو در آنچه من به تو امر می‌کنم. bible_en_fa Bring me venison, and make me savoury meat, that I may eat, and bless thee before the LORD before my death. بسوی گله بشتاب، و دو بزغاله خوب از بزها، نزد من بیاور، تا از آنها غذایی برای پدرت بطوری که دوست می‌دارد، بسازم. bible_en_fa Now therefore, my son, obey my voice according to that which I command thee. و آن را نزد پدرت ببر تا بخورد، و تو را قبل از وفاتش برکت دهد.» bible_en_fa Go now to the flock, and fetch me from thence two good kids of the goats; and I will make them savoury meat for thy father, such as he loveth: یعقوب به مادر خود، رفقه، گفت: «اینک برادرم عیسو، مردی مویدار است و من مردی بی‌موی هستم؛ bible_en_fa And thou shalt bring it to thy father, that he may eat, and that he may bless thee before his death. شاید که پدرم مرا لمس نماید، و در نظرش مثل مسخره‌ای بشوم، و لعنت به عوض برکت بر خود آورم.» bible_en_fa And Jacob said to Rebekah his mother, Behold, Esau my brother is a hairy man, and I am a smooth man: مادرش به وی گفت: «ای پسر من، لعنت تو بر من باد! فقط سخن مرا بشنو و رفته، آن را برای من بگیر.» bible_en_fa My father peradventure will feel me, and I shall seem to him as a deceiver; and I shall bring a curse upon me, and not a blessing. پس رفت و گرفته، نزد مادر خود آورد. و مادرش خورشی ساخت بطوری که پدرش دوست می‌داشت. bible_en_fa And his mother said unto him, Upon me be thy curse, my son: only obey my voice, and go fetch me them. و رفقه، جامه فاخر پسر بزرگ خودعیسو را، که نزد او در خانه بود گرفته، به پسر کهترخود، یعقوب پوشانید، bible_en_fa And he went, and fetched, and brought them to his mother: and his mother made savoury meat, such as his father loved. و پوست بزغاله‌ها را، بر دستها و نرمه گردن او بست. bible_en_fa And Rebekah took goodly raiment of her eldest son Esau, which were with her in the house, and put them upon Jacob her younger son: و خورش ونانی که ساخته بود، به‌دست پسر خود یعقوب سپرد. bible_en_fa And she put the skins of the kids of the goats upon his hands, and upon the smooth of his neck: پس نزد پدر خود آمده، گفت: «ای پدرمن!» گفت: «لبیک، تو کیستی‌ای پسر من؟» bible_en_fa And she gave the savoury meat and the bread, which she had prepared, into the hand of her son Jacob. یعقوب به پدر خود گفت: «من نخست زاده توعیسو هستم. آنچه به من فرمودی کردم، الان برخیز، بنشین و از شکار من بخور، تا جانت مرابرکت دهد.» bible_en_fa And he came unto his father, and said, My father: and he said, Here am I; who art thou, my son? اسحاق به پسر خود گفت: «ای پسر من! چگونه بدین زودی یافتی؟» گفت: «یهوه خدای تو به من رسانید.» bible_en_fa And Jacob said unto his father, I am Esau thy firstborn; I have done according as thou badest me: arise, I pray thee, sit and eat of my venison, that thy soul may bless me. اسحاق به یعقوب گفت: «ای پسر من، نزدیک بیا تا تو را لمس کنم، که آیا تو پسر من عیسو هستی یا نه.» bible_en_fa And Isaac said unto his son, How is it that thou hast found it so quickly, my son? And he said, Because the LORD thy God brought it to me. پس یعقوب نزد پدر خود اسحاق آمد، و او را لمس کرده، گفت: «آواز، آواز یعقوب است، لیکن دستها، دستهای عیسوست.» bible_en_fa And Isaac said unto Jacob, Come near, I pray thee, that I may feel thee, my son, whether thou be my very son Esau or not. و او را نشناخت، زیرا که دستهایش مثل دستهای برادرش عیسو، موی دار بود، پس او را برکت داد. bible_en_fa And Jacob went near unto Isaac his father; and he felt him, and said, The voice is Jacob's voice, but the hands are the hands of Esau. و گفت: «آیاتو همان پسر من، عیسو هستی؟» گفت: «من هستم.» bible_en_fa And he discerned him not, because his hands were hairy, as his brother Esau's hands: so he blessed him. پس گفت: «نزدیک بیاور تا از شکارپسر خود بخورم و جانم تو را برکت دهد.» پس نزد وی آورد و بخورد و شراب برایش آورد ونوشید. bible_en_fa And he said, Art thou my very son Esau? And he said, I am. و پدرش، اسحاق به وی گفت: «ای پسر من، نزدیک بیا و مرا ببوس.» bible_en_fa And he said, Bring it near to me, and I will eat of my son's venison, that my soul may bless thee. And he brought it near to him, and he did eat: and he brought him wine, and he drank. پس نزدیک آمده، او را بوسید و رایحه لباس او را بوییده، او رابرکت داد و گفت: «همانا رایحه پسر من، مانندرایحه صحرایی است که خداوند آن را برکت داده باشد. bible_en_fa And his father Isaac said unto him, Come near now, and kiss me, my son. پس خدا تو را از شبنم آسمان و ازفربهی زمین، و از فراوانی غله و شیره عطا فرماید. bible_en_fa And he came near, and kissed him: and he smelled the smell of his raiment, and blessed him, and said, See, the smell of my son is as the smell of a field which the LORD hath blessed: قومها تو را بندگی نمایند و طوایف تو راتعظیم کنند، بر برادران خود سرور شوی، وپسران مادرت تو را تعظیم نمایند. ملعون باد هرکه تو را لعنت کند، و هر‌که تو را مبارک خواند، مبارک باد.» bible_en_fa Therefore God give thee of the dew of heaven, and the fatness of the earth, and plenty of corn and wine: و واقع شد چون اسحاق، از برکت دادن به یعقوب فارغ شد، به مجرد بیرون رفتن یعقوب ازحضور پدر خود اسحاق، که برادرش عیسو ازشکار باز آمد. bible_en_fa Let people serve thee, and nations bow down to thee: be lord over thy brethren, and let thy mother's sons bow down to thee: cursed be every one that curseth thee, and blessed be he that blesseth thee. و او نیز خورشی ساخت، و نزدپدر خود آورده، به پدر خود گفت: «پدر من برخیزد و از شکار پسر خود بخورد، تا جانت مرابرکت دهد.» bible_en_fa And it came to pass, as soon as Isaac had made an end of blessing Jacob, and Jacob was yet scarce gone out from the presence of Isaac his father, that Esau his brother came in from his hunting. پدرش اسحاق به وی گفت: «توکیستی؟» گفت: «من پسر نخستین تو، عیسوهستم.» bible_en_fa And he also had made savoury meat, and brought it unto his father, and said unto his father, Let my father arise, and eat of his son's venison, that thy soul may bless me. آنگاه لرزه‌ای شدید بر اسحاق مستولی شده، گفت: «پس آن که بود که نخجیری صید کرده، برایم آورد، و قبل از آمدن تو از همه خوردم و او را برکت دادم، و فی الواقع او مبارک خواهد بود؟» bible_en_fa And Isaac his father said unto him, Who art thou? And he said, I am thy son, thy firstborn Esau. عیسو چون سخنان پدر خود راشنید، نعره‌ای عظیم و بی‌نهایت تلخ برآورده، به پدر خود گفت: «ای پدرم، به من، به من نیز برکت بده!» bible_en_fa And Isaac trembled very exceedingly, and said, Who? where is he that hath taken venison, and brought it me, and I have eaten of all before thou camest, and have blessed him? yea, and he shall be blessed. گفت: «برادرت به حیله آمد، و برکت تورا گرفت.» bible_en_fa And when Esau heard the words of his father, he cried with a great and exceeding bitter cry, and said unto his father, Bless me, even me also, O my father. گفت: «نام او را یعقوب بخوبی نهادند، زیرا که دو مرتبه مرا از پا درآورد. اول نخست زادگی مرا گرفت، و اکنون برکت مرا گرفته است.» پس گفت: «آیا برای من نیز برکتی نگاه نداشتی؟» bible_en_fa And he said, Thy brother came with subtilty, and hath taken away thy blessing. اسحاق در جواب عیسو گفت: «اینک او را بر تو سرور ساختم، و همه برادرانش را غلامان او گردانیدم، و غله و شیره را رزق اودادم. پس الان‌ای پسر من، برای تو چه کنم؟» bible_en_fa And he said, Is not he rightly named Jacob? for he hath supplanted me these two times: he took away my birthright; and, behold, now he hath taken away my blessing. And he said, Hast thou not reserved a blessing for me? عیسو به پدر خود گفت: «ای پدر من، آیا همین یک برکت را داشتی؟ به من، به من نیز‌ای پدرم برکت بده!» و عیسو به آواز بلند بگریست. bible_en_fa And Isaac answered and said unto Esau, Behold, I have made him thy lord, and all his brethren have I given to him for servants; and with corn and wine have I sustained him: and what shall I do now unto thee, my son? پدرش اسحاق در جواب او گفت: «اینک مسکن تو (دور) از فربهی زمین، و از شبنم آسمان از بالا خواهد بود. bible_en_fa And Esau said unto his father, Hast thou but one blessing, my father? bless me, even me also, O my father. And Esau lifted up his voice, and wept. و به شمشیرت خواهی زیست، و برادر خود را بندگی خواهی کرد، وواقع خواهد شد که چون سر باز زدی، یوغ او را ازگردن خود خواهی انداخت.» bible_en_fa And Isaac his father answered and said unto him, Behold, thy dwelling shall be the fatness of the earth, and of the dew of heaven from above; و عیسو بسبب آن برکتی که پدرش به یعقوب داده بود، بر او بغض ورزید؛ و عیسو دردل خود گفت: «ایام نوحه گری برای پدرم نزدیک است، آنگاه برادر خود یعقوب را خواهم کشت.» bible_en_fa And by thy sword shalt thou live, and shalt serve thy brother; and it shall come to pass when thou shalt have the dominion, that thou shalt break his yoke from off thy neck. و رفقه، از سخنان پسر بزرگ خود، عیسوآگاهی یافت. پس فرستاده، پسر کوچک خود، یعقوب را خوانده، بدو گفت: «اینک برادرت عیسو درباره تو خود را تسلی می‌دهد به اینکه تورا بکشد. bible_en_fa And Esau hated Jacob because of the blessing wherewith his father blessed him: and Esau said in his heart, The days of mourning for my father are at hand; then will I slay my brother Jacob. پس الان‌ای پسرم سخن مرا بشنو وبرخاسته، نزد برادرم، لابان، به حران فرار کن. bible_en_fa And these words of Esau her elder son were told to Rebekah: and she sent and called Jacob her younger son, and said unto him, Behold, thy brother Esau, as touching thee, doth comfort himself, purposing to kill thee. وچند روز نزد وی بمان، تا خشم برادرت برگردد. bible_en_fa Now therefore, my son, obey my voice; and arise, flee thou to Laban my brother to Haran; تا غضب برادرت از تو برگردد، و آنچه بدوکردی، فراموش کند. آنگاه می‌فرستم و تو را ازآنجا باز می‌آورم. چرا باید از شما هر دو در یک روز محروم شوم؟»و رفقه به اسحاق گفت: «بسبب دختران حت از جان خود بیزار شده‌ام. اگریعقوب زنی از دختران حت، مثل اینانی که دختران این زمینند بگیرد، مرا از حیات چه فایده خواهد بود.» bible_en_fa And tarry with him a few days, until thy brother's fury turn away; و رفقه به اسحاق گفت: «بسبب دختران حت از جان خود بیزار شده‌ام. اگریعقوب زنی از دختران حت، مثل اینانی که دختران این زمینند بگیرد، مرا از حیات چه فایده خواهد بود.» bible_en_fa Until thy brother's anger turn away from thee, and he forget that which thou hast done to him: then I will send, and fetch thee from thence: why should I be deprived also of you both in one day? و اسحاق، یعقوب را خوانده، او رابرکت داد و او را امر فرموده، گفت: «زنی از دختران کنعان مگیر. bible_en_fa And Rebekah said to Isaac, I am weary of my life because of the daughters of Heth: if Jacob take a wife of the daughters of Heth, such as these which are of the daughters of the land, what good shall my life do me? برخاسته، به فدان ارام، به خانه پدر مادرت، بتوئیل، برو و از آنجازنی از دختران لابان، برادر مادرت، برای خودبگیر. bible_en_fa And Isaac called Jacob, and blessed him, and charged him, and said unto him, Thou shalt not take a wife of the daughters of Canaan. و خدای قادر مطلق تو را برکت دهد، و تورا بارور و کثیر سازد، تا از تو امتهای بسیار بوجودآیند. bible_en_fa Arise, go to Padan-aram, to the house of Bethuel thy mother's father; and take thee a wife from thence of the daughters of Laban thy mother's brother. و برکت ابراهیم را به تو دهد، به تو و به ذریت تو با تو، تا وارث زمین غربت خود شوی، که خدا آن را به ابراهیم بخشید.» bible_en_fa And God Almighty bless thee, and make thee fruitful, and multiply thee, that thou mayest be a multitude of people; پس اسحاق، یعقوب را روانه نمود و به فدان ارام، نزد لابان بن بتوئیل ارامی، برادر رفقه، مادر یعقوب و عیسو، رفت. bible_en_fa And give thee the blessing of Abraham, to thee, and to thy seed with thee; that thou mayest inherit the land wherein thou art a stranger, which God gave unto Abraham. و اما عیسو چون دید که اسحاق یعقوب رابرکت داده، و او را به فدان ارام روانه نمود، تا ازآنجا زنی برای خود بگیرد، و در حین برکت دادن به وی امر کرده، گفته بود که «زنی از دختران کنعان مگیر، » bible_en_fa And Isaac sent away Jacob: and he went to Padan-aram unto Laban, son of Bethuel the Syrian, the brother of Rebekah, Jacob's and Esau's mother. و اینکه یعقوب، پدر و مادر خود را اطاعت نموده، به فدان ارام رفت. bible_en_fa When Esau saw that Isaac had blessed Jacob, and sent him away to Padan-aram, to take him a wife from thence; and that as he blessed him he gave him a charge, saying, Thou shalt not take a wife of the daughters of Canaan; و چون عیسودید که دختران کنعان در نظر پدرش، اسحاق، بدند، bible_en_fa And that Jacob obeyed his father and his mother, and was gone to Padan-aram; پس عیسو نزد اسماعیل رفت، و محلت، دختر اسماعیل بن ابراهیم را که خواهر نبایوت بود، علاوه بر زنانی که داشت، به زنی گرفت. bible_en_fa And Esau seeing that the daughters of Canaan pleased not Isaac his father; و اما یعقوب، از بئرشبع روانه شده، بسوی حران رفت. bible_en_fa Then went Esau unto Ishmael, and took unto the wives which he had Mahalath the daughter of Ishmael Abraham's son, the sister of Nebajoth, to be his wife. و به موضعی نزول کرده، در آنجاشب را بسر برد، زیرا که آفتاب غروب کرده بود ویکی از سنگهای آنجا را گرفته، زیر سر خود نهادو در همان جا بخسبید. bible_en_fa And Jacob went out from Beer-sheba, and went toward Haran. و خوابی دید که ناگاه نردبانی بر زمین برپا شده، که سرش به آسمان می‌رسد، و اینک فرشتگان خدا، بر آن صعود ونزول می‌کنند. bible_en_fa And he lighted upon a certain place, and tarried there all night, because the sun was set; and he took of the stones of that place, and put them for his pillows, and lay down in that place to sleep. در حال، خداوند بر سر آن ایستاده، می‌گوید: «من هستم یهوه، خدای پدرت ابراهیم، و خدای اسحاق. این زمینی را که تو بر آن خفته‌ای به تو و به ذریت تو می‌بخشم. bible_en_fa And he dreamed, and behold a ladder set up on the earth, and the top of it reached to heaven: and behold the angels of God ascending and descending on it. و ذریت تو مانند غبار زمین خواهند شد، و به مغرب ومشرق و شمال و جنوب منتشر خواهی شد، و ازتو و از نسل تو جمیع قبایل زمین برکت خواهندیافت. bible_en_fa And, behold, the LORD stood above it, and said, I am the LORD God of Abraham thy father, and the God of Isaac: the land whereon thou liest, to thee will I give it, and to thy seed; و اینک من با تو هستم، و تو را در هرجایی که روی، محافظت فرمایم تا تو را بدین زمین بازآورم، زیرا که تا آنچه به تو گفته‌ام، بجانیاورم، تو را رها نخواهم کرد.» bible_en_fa And thy seed shall be as the dust of the earth, and thou shalt spread abroad to the west, and to the east, and to the north, and to the south: and in thee and in thy seed shall all the families of the earth be blessed. پس یعقوب ازخواب بیدار شد و گفت: «البته یهوه در این مکان است و من ندانستم.» bible_en_fa And, behold, I am with thee, and will keep thee in all places whither thou goest, and will bring thee again into this land; for I will not leave thee, until I have done that which I have spoken to thee of. پس ترسان شده، گفت: «این چه مکان ترسناکی است! این نیست جز خانه خدا و این است دروازه آسمان.» bible_en_fa And Jacob awaked out of his sleep, and he said, Surely the LORD is in this place; and I knew it not. بامدادان یعقوب برخاست و آن سنگی را که زیر سر خودنهاده بود، گرفت، و چون ستونی برپا داشت، وروغن بر سرش ریخت. bible_en_fa And he was afraid, and said, How dreadful is this place! this is none other but the house of God, and this is the gate of heaven. و آن موضع را بیت ئیل نامید، لکن نام آن شهر اولا لوز بود. bible_en_fa And Jacob rose up early in the morning, and took the stone that he had put for his pillows, and set it up for a pillar, and poured oil upon the top of it. و یعقوب نذر کرده، گفت: «اگر خدا با من باشد، و مرا در این راه که می‌روم محافظت کند، و مرا نان دهد تابخورم، و رخت تا بپوشم، bible_en_fa And he called the name of that place Bethel: but the name of that city was called Luz at the first. تا به خانه پدر خودبه سلامتی برگردم، هرآینه یهوه، خدای من خواهد بود.و این سنگی را که چون ستون برپاکردم، بیت الله شود، و آنچه به من بدهی، ده‌یک آن را به تو خواهم داد.» bible_en_fa And Jacob vowed a vow, saying, If God will be with me, and will keep me in this way that I go, and will give me bread to eat, and raiment to put on, و این سنگی را که چون ستون برپاکردم، بیت الله شود، و آنچه به من بدهی، ده‌یک آن را به تو خواهم داد.» bible_en_fa So that I come again to my father's house in peace; then shall the LORD be my God: پس یعقوب روانه شد و به زمین بنی المشرق آمد. bible_en_fa And this stone, which I have set for a pillar, shall be God's house: and of all that thou shalt give me I will surely give the tenth unto thee. و دید که اینک درصحرا، چاهی است، و بر کناره‌اش سه گله گوسفند خوابیده، چونکه از آن چاه گله‌ها را آب می‌دادند، و سنگی بزرگ بر دهنه چاه بود. bible_en_fa Then Jacob went on his journey, and came into the land of the people of the east. وچون همه گله‌ها جمع شدندی، سنگ را از دهنه چاه غلطانیده، گله را سیراب کردندی. پس سنگ را بجای خود، بر سر چاه باز گذاشتندی. bible_en_fa And he looked, and behold a well in the field, and, lo, there were three flocks of sheep lying by it; for out of that well they watered the flocks: and a great stone was upon the well's mouth. یعقوب بدیشان گفت: «ای برادرانم از کجاهستید؟» گفتند: «ما از حرانیم.» bible_en_fa And thither were all the flocks gathered: and they rolled the stone from the well's mouth, and watered the sheep, and put the stone again upon the well's mouth in his place. بدیشان گفت: «لابان بن ناحور را می‌شناسید؟» گفتند: «می‌شناسیم.» bible_en_fa And Jacob said unto them, My brethren, whence be ye? And they said, Of Haran are we. بدیشان گفت: «بسلامت است؟» گفتند: «بسلامت، و اینک دخترش، راحیل، با گله او می‌آید.» bible_en_fa And he said unto them, Know ye Laban the son of Nahor? And they said, We know him. گفت: «هنوز روز بلند است و وقت جمع کردن مواشی نیست، گله را آب دهید ورفته، بچرانید.» bible_en_fa And he said unto them, Is he well? And they said, He is well: and, behold, Rachel his daughter cometh with the sheep. گفتند: «نمی توانیم، تا همه گله هاجمع شوند، و سنگ را از سر چاه بغلطانند، آنگاه گله را آب می‌دهیم.» bible_en_fa And he said, Lo, it is yet high day, neither is it time that the cattle should be gathered together: water ye the sheep, and go and feed them. و هنوز با ایشان در گفتگومی بود که راحیل، با گله پدر خود رسید. زیرا که آنها را چوپانی می‌کرد. bible_en_fa And they said, We cannot, until all the flocks be gathered together, and till they roll the stone from the well's mouth; then we water the sheep. اما چون یعقوب راحیل، دختر خالوی خود، لابان، و گله خالوی خویش، لابان را دید، یعقوب نزدیک شده، سنگ را از سر چاه غلطانید، و گله خالوی خویش، لابان را سیراب کرد. bible_en_fa And while he yet spake with them, Rachel came with her father's sheep: for she kept them. و یعقوب، راحیل را بوسید، وبه آواز بلند گریست. bible_en_fa And it came to pass, when Jacob saw Rachel the daughter of Laban his mother's brother, and the sheep of Laban his mother's brother, that Jacob went near, and rolled the stone from the well's mouth, and watered the flock of Laban his mother's brother. و یعقوب، راحیل را خبرداد که او برادر پدرش، و پسر رفقه است. پس دوان دوان رفته، پدر خود را خبر داد. bible_en_fa And Jacob kissed Rachel, and lifted up his voice, and wept. و واقع شد که چون لابان، خبر خواهرزاده خود، یعقوب را شنید، به استقبال وی شتافت، و او را در بغل گرفته، بوسید و به خانه خود آورد، و او لابان را ازهمه این امور آگاهانید. bible_en_fa And Jacob told Rachel that he was her father's brother, and that he was Rebekah's son: and she ran and told her father. لابان وی را گفت: «فی الحقیقه تو استخوان و گوشت من هستی.» و نزد وی مدت یک ماه توقف نمود. bible_en_fa And it came to pass, when Laban heard the tidings of Jacob his sister's son, that he ran to meet him, and embraced him, and kissed him, and brought him to his house. And he told Laban all these things. پس لابان، به یعقوب گفت: «آیاچون برادر من هستی، مرا باید مفت خدمت کنی؟ به من بگو که اجرت تو چه خواهد بود؟» bible_en_fa And Laban said to him, Surely thou art my bone and my flesh. And he abode with him the space of a month. ولابان را دو دختر بود، که نام بزرگتر، لیه و اسم کوچکتر، راحیل بود. bible_en_fa And Laban said unto Jacob, Because thou art my brother, shouldest thou therefore serve me for nought? tell me, what shall thy wages be? و چشمان لیه ضعیف بود، و اما راحیل، خوب صورت و خوش منظربود. bible_en_fa And Laban had two daughters: the name of the elder was Leah, and the name of the younger was Rachel. و یعقوب عاشق راحیل بود و گفت: «برای دختر کوچکت راحیل، هفت سال تو را خدمت می‌کنم.» bible_en_fa Leah was tender eyed; but Rachel was beautiful and well favoured. لابان گفت: «او را به تو بدهم، بهتراست از آنکه به دیگری بدهم. نزد من بمان.» bible_en_fa And Jacob loved Rachel; and said, I will serve thee seven years for Rachel thy younger daughter. پس یعقوب برای راحیل هفت سال خدمت کرد. و بسبب محبتی که به وی داشت، در نظرش روزی چند نمود. bible_en_fa And Laban said, It is better that I give her to thee, than that I should give her to another man: abide with me. و یعقوب به لابان گفت: «زوجه‌ام را به من بسپار، که روزهایم سپری شد، تا به وی درآیم.» bible_en_fa And Jacob served seven years for Rachel; and they seemed unto him but a few days, for the love he had to her. پس لابان، همه مردمان آنجارا دعوت کرده، ضیافتی برپا نمود. bible_en_fa And Jacob said unto Laban, Give me my wife, for my days are fulfilled, that I may go in unto her. و واقع شدکه هنگام شام، دختر خود، لیه را برداشته، او رانزد وی آورد، و او به وی درآمد. bible_en_fa And Laban gathered together all the men of the place, and made a feast. و لابان کنیزخود زلفه را، به دختر خود لیه، به کنیزی داد. bible_en_fa And it came to pass in the evening, that he took Leah his daughter, and brought her to him; and he went in unto her. صبحگاهان دید، که اینک لیه است! پس به لابان گفت: «این چیست که به من کردی؟ مگر برای راحیل نزد تو خدمت نکردم؟ چرا مرا فریب دادی؟» bible_en_fa And Laban gave unto his daughter Leah Zilpah his maid for an handmaid. لابان گفت: «در ولایت ما چنین نمی کنند که کوچکتر را قبل از بزرگتر بدهند. bible_en_fa And it came to pass, that in the morning, behold, it was Leah: and he said to Laban, What is this thou hast done unto me? did not I serve with thee for Rachel? wherefore then hast thou beguiled me? هفته این را تمام کن و او را نیز به تو می‌دهیم، برای هفت سال دیگر که خدمتم بکنی.» bible_en_fa And Laban said, It must not be so done in our country, to give the younger before the firstborn. پس یعقوب چنین کرد، و هفته او را تمام کرد، و دخترخود، راحیل را به زنی بدو داد. bible_en_fa Fulfil her week, and we will give thee this also for the service which thou shalt serve with me yet seven other years. و لابان، کنیزخود، بلهه را به دختر خود، راحیل به کنیزی داد. bible_en_fa And Jacob did so, and fulfilled her week: and he gave him Rachel his daughter to wife also. و به راحیل نیز درآمد و او را از لیه بیشتردوست داشتی، و هفت سال دیگر خدمت وی کرد. bible_en_fa And Laban gave to Rachel his daughter Bilhah his handmaid to be her maid. و چون خداوند دید که لیه مکروه است، رحم او را گشود. ولی راحیل، نازاد ماند. bible_en_fa And he went in also unto Rachel, and he loved also Rachel more than Leah, and served with him yet seven other years. و لیه حامله شده، پسری بزاد و او را روبین نام نهاد، زیراگفت: «خداوند مصیبت مرا دیده است. الان شوهرم مرا دوست خواهد داشت.» bible_en_fa And when the LORD saw that Leah was hated, he opened her womb: but Rachel was barren. و بار دیگرحامله شده، پسری زایید و گفت: «چونکه خداوند شنید که من مکروه هستم، این را نیز به من بخشید.» پس او را شمعون نامید. bible_en_fa And Leah conceived, and bare a son, and she called his name Reuben: for she said, Surely the LORD hath looked upon my affliction; now therefore my husband will love me. و باز آبستن شده، پسری زایید و گفت: «اکنون این مرتبه شوهرم با من خواهد پیوست، زیرا که برایش سه پسر زاییدم.» از این سبب او را لاوی نام نهاد.وبار دیگر حامله شده، پسری زایید و گفت: «این مرتبه خداوند را حمد می‌گویم.» پس او را یهودانامید. آنگاه از زاییدن بازایستاد. bible_en_fa And she conceived again, and bare a son; and said, Because the LORD hath heard that I was hated, he hath therefore given me this son also: and she called his name Simeon. وبار دیگر حامله شده، پسری زایید و گفت: «این مرتبه خداوند را حمد می‌گویم.» پس او را یهودانامید. آنگاه از زاییدن بازایستاد. bible_en_fa And she conceived again, and bare a son; and said, Now this time will my husband be joined unto me, because I have born him three sons: therefore was his name called Levi. یعقوب، اولادی نزایید، راحیل برخواهر خود حسد برد. و به یعقوب گفت: «پسران به من بده والا می‌میرم.» bible_en_fa And she conceived again, and bare a son: and she said, Now will I praise the LORD: therefore she called his name Judah; and left bearing. آنگاه غضب یعقوب برراحیل افروخته شد و گفت: «مگر من به‌جای خدا هستم که بار رحم را از تو باز داشته است؟» bible_en_fa And when Rachel saw that she bare Jacob no children, Rachel envied her sister; and said unto Jacob, Give me children, or else I die. گفت: «اینک کنیز من، بلهه! بدو درآ تا بر زانویم بزاید، و من نیز از او اولاد بیابم.» bible_en_fa And Jacob's anger was kindled against Rachel: and he said, Am I in God's stead, who hath withheld from thee the fruit of the womb? پس کنیز خود، بلهه را به یعقوب به زنی داد. و او به وی درآمد. bible_en_fa And she said, Behold my maid Bilhah, go in unto her; and she shall bear upon my knees that I may also have children by her. وبلهه آبستن شده، پسری برای یعقوب زایید. bible_en_fa And she gave him Bilhah her handmaid to wife: and Jacob went in unto her. وراحیل گفت: «خدا مرا داوری کرده است، و آوازمرا نیز شنیده، و پسری به من عطا فرموده است.» پس او را دان نام نهاد. bible_en_fa And Bilhah conceived, and bare Jacob a son. و بلهه، کنیز راحیل، بازحامله شده، پسر دومین برای یعقوب زایید. bible_en_fa And Rachel said, God hath judged me, and hath also heard my voice, and hath given me a son: therefore called she his name Dan. وراحیل گفت: «به کشتیهای خدا با خواهر خودکشتی گرفتم و غالب آمدم.» و او را نفتالی نام نهاد. bible_en_fa And Bilhah Rachel's maid conceived again, and bare Jacob a second son. و اما لیه چون دید که از زاییدن باز‌مانده بود، کنیز خود زلفه را برداشته، او را به یعقوب به زنی داد. bible_en_fa And Rachel said, With great wrestlings have I wrestled with my sister, and I have prevailed: and she called his name Naphtali. و زلفه، کنیز لیه، برای یعقوب پسری زایید. bible_en_fa When Leah saw that she had left bearing, she took Zilpah her maid, and gave her Jacob to wife. و لیه گفت: «به سعادت!» پس او را جادنامید. bible_en_fa And Zilpah Leah's maid bare Jacob a son. و زلفه، کنیز لیه، پسر دومین برای یعقوب زایید. bible_en_fa And Leah said, A troop cometh: and she called his name Gad. و لیه گفت: «به خوشحالی من! زیرا که دختران، مرا خوشحال خواهند خواند.» واو را اشیر نام نهاد. bible_en_fa And Zilpah Leah's maid bare Jacob a second son. و در ایام درو گندم، روبین رفت و مهرگیاهها در صحرا یافت و آنها را نزدمادر خود لیه، آورد. پس راحیل به لیه گفت: «ازمهرگیاههای پسر خود به من بده.» bible_en_fa And Leah said, Happy am I, for the daughters will call me blessed: and she called his name Asher. وی را گفت: «آیا کم است که شوهر مرا گرفتی و مهر گیاه پسرمرا نیز می‌خواهی بگیری؟» راحیل گفت: «امشب به عوض مهر گیاه پسرت، با تو بخوابد.» bible_en_fa And Reuben went in the days of wheat harvest, and found mandrakes in the field, and brought them unto his mother Leah. Then Rachel said to Leah, Give me, I pray thee, of thy son's mandrakes. ووقت عصر، چون یعقوب از صحرا می‌آمد، لیه به استقبال وی بیرون شده، گفت: «به من درآ، زیرا که تو را به مهرگیاه پسر خود اجیر کردم.» پس آنشب با وی همخواب شد. bible_en_fa And she said unto her, Is it a small matter that thou hast taken my husband? and wouldest thou take away my son's mandrakes also? And Rachel said, Therefore he shall lie with thee to night for thy son's mandrakes. و خدا، لیه را مستجاب فرمود که آبستن شده، پسر پنجمین برای یعقوب زایید. bible_en_fa And Jacob came out of the field in the evening, and Leah went out to meet him, and said, Thou must come in unto me; for surely I have hired thee with my son's mandrakes. And he lay with her that night. و لیه گفت: «خدا اجرت به من داده است، زیرا کنیز خود را به شوهر خود دادم.» و او را یساکار نام نهاد. bible_en_fa And God hearkened unto Leah, and she conceived, and bare Jacob the fifth son. و بار دیگر لیه حامله شده، پسر ششمین برای یعقوب زایید. bible_en_fa And Leah said, God hath given me my hire, because I have given my maiden to my husband: and she called his name Issachar. و لیه گفت: «خدا عطای نیکو به من داده است. اکنون شوهرم با من زیست خواهد کرد، زیرا که شش پسر برای او زاییدم.» پس او را زبولون نامید. bible_en_fa And Leah conceived again, and bare Jacob the sixth son. و بعد از آن دختری زایید، و او را دینه نام نهاد. bible_en_fa And Leah said, God hath endued me with a good dowry; now will my husband dwell with me, because I have born him six sons: and she called his name Zebulun. پس خداراحیل را بیاد آورد، و دعای او را اجابت فرموده، خدا رحم او را گشود. bible_en_fa And afterwards she bare a daughter, and called her name Dinah. و آبستن شده، پسری بزاد و گفت: «خدا ننگ مرا برداشته است.» bible_en_fa And God remembered Rachel, and God hearkened to her, and opened her womb. و اورا یوسف نامیده، گفت: «خداوند پسری دیگربرای من مزید خواهد کرد.» bible_en_fa And she conceived, and bare a son; and said, God hath taken away my reproach: و واقع شد که چون راحیل، یوسف رازایید، یعقوب به لابان گفت: «مرا مرخص کن، تا به مکان و وطن خویش بروم. bible_en_fa And she called his name Joseph; and said, The LORD shall add to me another son. زنان و فرزندان مراکه برای ایشان، تو را خدمت کرده‌ام به من واگذار، تا بروم زیرا خدمتی که به تو کردم، تو می‌دانی.» bible_en_fa And it came to pass, when Rachel had born Joseph, that Jacob said unto Laban, Send me away, that I may go unto mine own place, and to my country. لابان وی را گفت: «کاش که منظور نظر توباشم، زیرا تفالا یافته‌ام که بخاطر تو، خداوند مرابرکت داده است.» bible_en_fa Give me my wives and my children, for whom I have served thee, and let me go: for thou knowest my service which I have done thee. و گفت: «اجرت خود را برمن معین کن تا آن را به تو دهم.» bible_en_fa And Laban said unto him, I pray thee, if I have found favour in thine eyes, tarry: for I have learned by experience that the LORD hath blessed me for thy sake. وی را گفت: «خدمتی که به تو کرده‌ام، خود می‌دانی، ومواشی ات چگونه نزد من بود. bible_en_fa And he said, Appoint me thy wages, and I will give it. زیرا قبل ازآمدن من، مال تو قلیل بود، و به نهایت زیاد شد، وبعد از آمدن من، خداوند تو را برکت داده است. واکنون من نیز تدارک خانه خود را کی ببینم؟» bible_en_fa And he said unto him, Thou knowest how I have served thee, and how thy cattle was with me. گفت: «پس تو را چه بدهم؟» یعقوب گفت: «چیزی به من مده، اگر این کار را برای من بکنی، بار دیگر شبانی و پاسبانی گله تو را خواهم نمود. bible_en_fa For it was little which thou hadst before I came, and it is now increased unto a multitude; and the LORD hath blessed thee since my coming: and now when shall I provide for mine own house also? امروز در تمامی گله تو گردش می‌کنم، و هرمیش پیسه و ابلق و هر میش سیاه را از میان گوسفندان، و ابلق‌ها و پیسه‌ها را از بزها، جدامی سازم، و آن، اجرت من خواهد بود. bible_en_fa And he said, What shall I give thee? And Jacob said, Thou shalt not give me any thing: if thou wilt do this thing for me, I will again feed and keep thy flock: و درآینده عدالت من، بر من شهادت خواهد داد، وقتی که بیایی تا اجرت مرا پیش خود ببینی، آنچه ازبزها، پیسه و ابلق، و آنچه از گوسفندان، سیاه نباشد، نزد من به دزدی شمرده شود.» bible_en_fa I will pass through all thy flock to day, removing from thence all the speckled and spotted cattle, and all the brown cattle among the sheep, and the spotted and speckled among the goats: and of such shall be my hire. لابان گفت: «اینک موافق سخن تو باشد.» bible_en_fa So shall my righteousness answer for me in time to come, when it shall come for my hire before thy face: every one that is not speckled and spotted among the goats, and brown among the sheep, that shall be counted stolen with me. و در همان روز، بزهای نرینه مخطط و ابلق، و همه ماده بزهای پیسه و ابلق، یعنی هر‌چه سفیدی در آن بود، و همه گوسفندان سیاه را جدا کرده، به‌دست پسران خود سپرد. bible_en_fa And Laban said, Behold, I would it might be according to thy word. و در میان خود و یعقوب، سه روز راه، مسافت گذارد. و یعقوب باقی گله لابان را شبانی کرد. bible_en_fa And he removed that day the he goats that were ringstraked and spotted, and all the she goats that were speckled and spotted, and every one that had some white in it, and all the brown among the sheep, and gave them into the hand of his sons. و یعقوب چوبهای تر و تازه از درخت کبوده و بادام و چنار برای خود گرفت، و خطهای سفید در آنها کشید، و سفیدی را که در چوبها بود، ظاهر کرد. bible_en_fa And he set three days' journey betwixt himself and Jacob: and Jacob fed the rest of Laban's flocks. و وقتی که گله‌ها، برای آب خوردن می‌آمدند، آن چوبهایی را که خراشیده بود، درحوضها و آبخورها پیش گله‌ها می‌نهاد، تا چون برای نوشیدن بیایند، حمل بگیرند. bible_en_fa And Jacob took him rods of green poplar, and of the hazel and chesnut tree; and pilled white strakes in them, and made the white appear which was in the rods. پس گله هاپیش چوبها بارآور می‌شدند، و بزهای مخطط وپیسه و ابلق می‌زاییدند. bible_en_fa And he set the rods which he had pilled before the flocks in the gutters in the watering troughs when the flocks came to drink, that they should conceive when they came to drink. و یعقوب، بزها را جداکرد، و روی گله‌ها را بسوی هر مخطط و سیاه درگله لابان واداشت، و گله های خود را جدا کرد و باگله لابان نگذاشت. bible_en_fa And the flocks conceived before the rods, and brought forth cattle ringstraked, speckled, and spotted. و هرگاه حیوان های تنومندحمل می‌گرفتند، یعقوب چوبها را پیش آنها درآبخورها می‌نهاد، تا در میان چوبها حمل گیرند. bible_en_fa And Jacob did separate the lambs, and set the faces of the flocks toward the ringstraked, and all the brown in the flock of Laban; and he put his own flocks by themselves, and put them not unto Laban's cattle. و هر گاه حیوانات ضعیف بودند، آنها رانمی گذاشت، پس ضعیف‌ها از آن لابان، وتنومندها از آن یعقوب شدند.و آن مرد بسیارترقی نمود، و گله های بسیار و کنیزان و غلامان وشتران و حماران بهم رسانید. bible_en_fa And it came to pass, whensoever the stronger cattle did conceive, that Jacob laid the rods before the eyes of the cattle in the gutters, that they might conceive among the rods. و آن مرد بسیارترقی نمود، و گله های بسیار و کنیزان و غلامان وشتران و حماران بهم رسانید. bible_en_fa But when the cattle were feeble, he put them not in: so the feebler were Laban's, and the stronger Jacob's. و سخنان پسران لابان را شنید که می گفتند: «یعقوب همه مایملک پدر مارا گرفته است، و از اموال پدر ما تمام این بزرگی رابهم رسانیده.» bible_en_fa And the man increased exceedingly, and had much cattle, and maidservants, and menservants, and camels, and asses. و یعقوب روی لابان را دید که اینک مثل سابق با او نبود. bible_en_fa And he heard the words of Laban's sons, saying, Jacob hath taken away all that was our father's; and of that which was our father's hath he gotten all this glory. و خداوند به یعقوب گفت: «به زمین پدرانت و به مولد خویش مراجعت کن و من با تو خواهم بود.» bible_en_fa And Jacob beheld the countenance of Laban, and, behold, it was not toward him as before. پس یعقوب فرستاده، راحیل و لیه را به صحرا نزد گله خودطلب نمود. bible_en_fa And the LORD said unto Jacob, Return unto the land of thy fathers, and to thy kindred; and I will be with thee. و بدیشان گفت: «روی پدر شما رامی بینم که مثل سابق با من نیست، لیکن خدای پدرم با من بوده است. bible_en_fa And Jacob sent and called Rachel and Leah to the field unto his flock, و شما می‌دانید که به تمام قوت خود پدر شما را خدمت کرده‌ام. bible_en_fa And said unto them, I see your father's countenance, that it is not toward me as before; but the God of my father hath been with me. و پدرشما مرا فریب داده، ده مرتبه اجرت مرا تبدیل نمود ولی خدا او را نگذاشت که ضرری به من رساند. bible_en_fa And ye know that with all my power I have served your father. هر گاه می‌گفت اجرت تو پیسه‌ها باشد، تمام گله‌ها پیسه می‌آوردند، و هر گاه گفتی اجرت تو مخطط باشد، همه گله‌ها مخطط می‌زاییدند. bible_en_fa And your father hath deceived me, and changed my wages ten times; but God suffered him not to hurt me. پس خدا اموال پدر شما را گرفته، به من داده است.» bible_en_fa If he said thus, The speckled shall be thy wages; then all the cattle bare speckled: and if he said thus, The ringstraked shall be thy hire; then bare all the cattle ringstraked. و واقع شد هنگامی که گله‌ها حمل می‌گرفتند که در خوابی چشم خود را باز کرده، دیدم اینک قوچهایی که با میشها جمع می‌شدند، مخطط و پیسه و ابلق بودند. bible_en_fa Thus God hath taken away the cattle of your father, and given them to me. و فرشته خدا درخواب به من گفت: «ای یعقوب!» گفتم: «لبیک.» bible_en_fa And it came to pass at the time that the cattle conceived, that I lifted up mine eyes, and saw in a dream, and, behold, the rams which leaped upon the cattle were ringstraked, speckled, and grisled. گفت: «اکنون چشمان خود را باز کن و بنگر که همه قوچهایی که با میشها جمع می‌شوند، مخططو پیسه و ابلق هستند زیرا که آنچه لابان به تو کرده است، دیده‌ام. bible_en_fa And the angel of God spake unto me in a dream, saying, Jacob: And I said, Here am I. من هستم خدای بیت ئیل، جایی که ستون را مسح کردی و با من نذر نمودی. الان برخاسته، از این زمین روانه شده، به زمین مولد خویش مراجعت نما.» bible_en_fa And he said, Lift up now thine eyes, and see, all the rams which leap upon the cattle are ringstraked, speckled, and grisled: for I have seen all that Laban doeth unto thee. راحیل و لیه در جواب وی گفتند: «آیا در خانه پدر ما، برای ما بهره یامیراثی باقیست؟ bible_en_fa I am the God of Bethel, where thou anointedst the pillar, and where thou vowedst a vow unto me: now arise, get thee out from this land, and return unto the land of thy kindred. مگر نزد او چون بیگانگان محسوب نیستیم، زیرا که ما را فروخته است و نقدما را تمام خورده. bible_en_fa And Rachel and Leah answered and said unto him, Is there yet any portion or inheritance for us in our father's house? زیرا تمام دولتی را که خدااز پدر ما گرفته است، از آن ما و فرزندان ماست، پس اکنون آنچه خدا به تو گفته است، بجا آور.» bible_en_fa Are we not counted of him strangers? for he hath sold us, and hath quite devoured also our money. آنگاه یعقوب برخاسته، فرزندان و زنان خود را بر شتران سوار کرد، bible_en_fa For all the riches which God hath taken from our father, that is ours, and our children's: now then, whatsoever God hath said unto thee, do. و تمام مواشی واموال خود را که اندوخته بود، یعنی مواشی حاصله خود را که در فدان ارام حاصل ساخته بود، برداشت تا نزد پدر خود اسحاق به زمین کنعان برود. bible_en_fa Then Jacob rose up, and set his sons and his wives upon camels; و اما لابان برای پشم بریدن گله خود رفته بود و راحیل، بتهای پدر خود را دزدید. bible_en_fa And he carried away all his cattle, and all his goods which he had gotten, the cattle of his getting, which he had gotten in Padan-aram, for to go to Isaac his father in the land of Canaan. و یعقوب لابان ارامی را فریب داد، چونکه او رااز فرار کردن خود آگاه نساخت. bible_en_fa And Laban went to shear his sheep: and Rachel had stolen the images that were her father's. پس با آنچه داشت، بگریخت و برخاسته، از نهر عبور کرد ومتوجه جبل جلعاد شد. bible_en_fa And Jacob stole away unawares to Laban the Syrian, in that he told him not that he fled. در روز سوم، لابان را خبر دادند که یعقوب فرار کرده است. bible_en_fa So he fled with all that he had; and he rose up, and passed over the river, and set his face toward the mount Gilead. پس برادران خویش را با خودبرداشته، هفت روز راه در عقب او شتافت، تا درجبل جلعاد بدو پیوست. bible_en_fa And it was told Laban on the third day that Jacob was fled. شبانگاه، خدا درخواب بر لابان ارامی ظاهر شده، به وی گفت: «باحذر باش که به یعقوب نیک یا بد نگویی.» bible_en_fa And he took his brethren with him, and pursued after him seven days' journey; and they overtook him in the mount Gilead. پس لابان به یعقوب دررسید و یعقوب خیمه خود رادر جبل زده بود، و لابان با برادران خود نیز درجبل جلعاد فرود آمدند. bible_en_fa And God came to Laban the Syrian in a dream by night, and said unto him, Take heed that thou speak not to Jacob either good or bad. و لابان به یعقوب گفت: «چه کردی که مرا فریب دادی و دخترانم رامثل اسیران، شمشیر برداشته، رفتی؟ bible_en_fa Then Laban overtook Jacob. Now Jacob had pitched his tent in the mount: and Laban with his brethren pitched in the mount of Gilead. چرامخفی فرار کرده، مرا فریب دادی و مرا آگاه نساختی تا تو را با شادی و نغمات و دف و بربطمشایعت نمایم؟ bible_en_fa And Laban said to Jacob, What hast thou done, that thou hast stolen away unawares to me, and carried away my daughters, as captives taken with the sword? و مرا نگذاشتی که پسران ودختران خود ببوسم؛ الحال ابلهانه حرکتی نمودی. bible_en_fa Wherefore didst thou flee away secretly, and steal away from me; and didst not tell me, that I might have sent thee away with mirth, and with songs, with tabret, and with harp? در قوت دست من است که به شمااذیت رسانم. لیکن خدای پدر شما دوش به من خطاب کرده، گفت: «با حذر باش که به یعقوب نیک یا بد نگویی.» bible_en_fa And hast not suffered me to kiss my sons and my daughters? thou hast now done foolishly in so doing. و الان چونکه به خانه پدرخود رغبتی تمام داشتی البته رفتنی بودی و لکن خدایان مرا چرا دزدیدی؟» bible_en_fa It is in the power of my hand to do you hurt: but the God of your father spake unto me yesternight, saying, Take thou heed that thou speak not to Jacob either good or bad. یعقوب در جواب لابان گفت: «سبب این بود که ترسیدم و گفتم شایددختران خود را از من به زور بگیری، bible_en_fa And now, though thou wouldest needs be gone, because thou sore longedst after thy father's house, yet wherefore hast thou stolen my gods? و اما نزدهر‌که خدایانت را بیابی، او زنده نماند. در حضوربرادران ما، آنچه از اموال تو نزد ما باشد، مشخص کن و برای خود بگیر.» زیرا یعقوب ندانست که راحیل آنها را دزدیده است. bible_en_fa And Jacob answered and said to Laban, Because I was afraid: for I said, Peradventure thou wouldest take by force thy daughters from me. پس لابان به خیمه یعقوب و به خیمه لیه وبه خیمه دو کنیز رفت و نیافت، و از خیمه لیه بیرون آمده، به خیمه راحیل درآمد. bible_en_fa With whomsoever thou findest thy gods, let him not live: before our brethren discern thou what is thine with me, and take it to thee. For Jacob knew not that Rachel had stolen them. اما راحیل بتها را گرفته، زیر جهاز شتر نهاد و بر آن بنشست و لابان تمام خیمه را جست وجو کرده، چیزی نیافت. bible_en_fa And Laban went into Jacob's tent, and into Leah's tent, and into the two maidservants' tents; but he found them not. Then went he out of Leah's tent, and entered into Rachel's tent. او به پدر خود گفت: «بنظر آقایم بدنیاید که در حضورت نمی توانم برخاست، زیرا که عادت زنان بر من است.» پس تجسس نموده، بتهارا نیافت. bible_en_fa Now Rachel had taken the images, and put them in the camel's furniture, and sat upon them. And Laban searched all the tent, but found them not. آنگاه یعقوب خشمگین شده، با لابان منازعت کرد. و یعقوب در جواب لابان گفت: «تقصیر و خطای من چیست که بدین گرمی مراتعاقب نمودی؟ bible_en_fa And she said to her father, Let it not displease my lord that I cannot rise up before thee; for the custom of women is upon me. And he searched, but found not the images. الان که تمامی اموال مراتفتیش کردی، از همه اسباب خانه خود چه یافته‌ای، اینجا نزد برادران من و برادران خودبگذار تا در میان من و تو انصاف دهند. bible_en_fa And Jacob was wroth, and chode with Laban: and Jacob answered and said to Laban, What is my trespass? what is my sin, that thou hast so hotly pursued after me? در این بیست سال که من با تو بودم، میشها و بزهایت حمل نینداختند و قوچهای گله تو را نخوردم. bible_en_fa Whereas thou hast searched all my stuff, what hast thou found of all thy household stuff? set it here before my brethren and thy brethren, that they may judge betwixt us both. دریده شده‌ای را پیش تو نیاوردم؛ خود تاوان آن را می‌دادم و آن را از دست من می‌خواستی، خواه دزدیده شده در روز و خواه دزدیده شده درشب. bible_en_fa This twenty years have I been with thee; thy ewes and thy she goats have not cast their young, and the rams of thy flock have I not eaten. چنین بودم که گرما در روز و سرما درشب، مرا تلف می‌کرد، و خواب از چشمانم می‌گریخت. bible_en_fa That which was torn of beasts I brought not unto thee; I bare the loss of it; of my hand didst thou require it, whether stolen by day, or stolen by night. بدینطور بیست سال در خانه ات بودم، چهارده سال برای دو دخترت خدمت توکردم، و شش سال برای گله ات، و اجرت مرا ده مرتبه تغییر دادی. bible_en_fa Thus I was; in the day the drought consumed me, and the frost by night; and my sleep departed from mine eyes. و اگر خدای پدرم، خدای ابراهیم، و هیبت اسحاق با من نبودی، اکنون نیزمرا تهی‌دست روانه می‌نمودی. خدا مصیبت مراو مشقت دستهای مرا دید و دوش، تو را توبیخ نمود.» bible_en_fa Thus have I been twenty years in thy house; I served thee fourteen years for thy two daughters, and six years for thy cattle: and thou hast changed my wages ten times. لابان در جواب یعقوب گفت: «این دختران، دختران منند و این پسران، پسران من واین گله، گله من و آنچه می‌بینی از آن من است. پس الیوم، به دختران خودم و به پسرانی که زاییده‌اند چه توانم کرد؟ bible_en_fa Except the God of my father, the God of Abraham, and the fear of Isaac, had been with me, surely thou hadst sent me away now empty. God hath seen mine affliction and the labour of my hands, and rebuked thee yesternight. اکنون بیا تا من و توعهد ببندیم که در میان من و تو شهادتی باشد.» bible_en_fa And Laban answered and said unto Jacob, These daughters are my daughters, and these children are my children, and these cattle are my cattle, and all that thou seest is mine: and what can I do this day unto these my daughters, or unto their children which they have born? پس یعقوب سنگی گرفته، آن را ستونی برپانمود. bible_en_fa Now therefore come thou, let us make a covenant, I and thou; and let it be for a witness between me and thee. و یعقوب برادران خود را گفت: «سنگهاجمع کنید.» پس سنگها جمع کرده، توده‌ای ساختند و در آنجا بر توده غذا خوردند. bible_en_fa And Jacob took a stone, and set it up for a pillar. ولابان آن را «یجرسهدوتا» نامید ولی یعقوب آن راجلعید خواند. bible_en_fa And Jacob said unto his brethren, Gather stones; and they took stones, and made an heap: and they did eat there upon the heap. و لابان گفت: «امروز این توده در میان من و تو شهادتی است.» از این سبب آن را «جلعید» نامید. bible_en_fa And Laban called it Jegar-sahadutha: but Jacob called it Galeed. و مصفه نیز، زیرا گفت: «خداوند در میان من و تو دیده بانی کند وقتی که ازیکدیگر غایب شویم. bible_en_fa And Laban said, This heap is a witness between me and thee this day. Therefore was the name of it called Galeed; اگر دختران مرا آزارکنی، و سوای دختران من، زنان دیگر بگیری، هیچکس در میان ما نخواهد بود. آگاه باش، خدادر میان من و تو شاهد است.» bible_en_fa And Mizpah; for he said, The LORD watch between me and thee, when we are absent one from another. و لابان به یعقوب گفت: «اینک این توده و اینک این ستونی که در میان خود و تو برپا نمودم. bible_en_fa If thou shalt afflict my daughters, or if thou shalt take other wives beside my daughters, no man is with us; see, God is witness betwixt me and thee. این توده شاهد است و این ستون شاهد است که من از این توده بسوی تو نگذرم و تو از این توده و از این ستون به قصدبدی بسوی من نگذری. bible_en_fa And Laban said to Jacob, Behold this heap, and behold this pillar, which I have cast betwixt me and thee; خدای ابراهیم وخدای ناحور و خدای پدر ایشان در میان ماانصاف دهند.» و یعقوب قسم خورد به هیبت پدرخود اسحاق. bible_en_fa This heap be witness, and this pillar be witness, that I will not pass over this heap to thee, and that thou shalt not pass over this heap and this pillar unto me, for harm. آنگاه یعقوب در آن کوه، قربانی گذرانید، و برادران خود را به نان خوردن دعوت نمود، و غذا خوردند و در کوه، شب را بسر بردند.بامدادان لابان برخاسته، پسران و دختران خودرا بوسید و ایشان را برکت داد و لابان روانه شده، به مکان خویش مراجعت نمود. bible_en_fa The God of Abraham, and the God of Nahor, the God of their father, judge betwixt us. And Jacob sware by the fear of his father Isaac. بامدادان لابان برخاسته، پسران و دختران خودرا بوسید و ایشان را برکت داد و لابان روانه شده، به مکان خویش مراجعت نمود. bible_en_fa Then Jacob offered sacrifice upon the mount, and called his brethren to eat bread: and they did eat bread, and tarried all night in the mount. و یعقوب راه خود را پیش گرفت وفرشتگان خدا به وی برخوردند. bible_en_fa And early in the morning Laban rose up, and kissed his sons and his daughters, and blessed them: and Laban departed, and returned unto his place. وچون یعقوب، ایشان را دید، گفت: «این لشکرخداست!» و آن موضع را «محنایم» نامید. bible_en_fa And Jacob went on his way, and the angels of God met him. پس یعقوب، قاصدان پیش روی خود نزدبرادر خویش، عیسو به دیار سعیر به بلاد ادوم فرستاد. bible_en_fa And when Jacob saw them, he said, This is God's host: and he called the name of that place Mahanaim. و ایشان را امر فرموده، گفت: «به آقایم، عیسو چنین گویید که بنده تو یعقوب عرض می‌کند با لابان ساکن شده، تاکنون توقف نمودم، bible_en_fa And Jacob sent messengers before him to Esau his brother unto the land of Seir, the country of Edom. و برای من گاوان و الاغان و گوسفندان و غلامان و کنیزان حاصل شده است، و فرستادم تا آقای خود را آگاهی دهم و در نظرت التفات یابم.» bible_en_fa And he commanded them, saying, Thus shall ye speak unto my lord Esau; Thy servant Jacob saith thus, I have sojourned with Laban, and stayed there until now: پس قاصدان، نزد یعقوب برگشته، گفتند: «نزدبرادرت، عیسو رسیدیم و اینک با چهارصد نفر به استقبال تو می‌آید.» bible_en_fa And I have oxen, and asses, flocks, and menservants, and womenservants: and I have sent to tell my lord, that I may find grace in thy sight. آنگاه یعقوب به نهایت ترسان و متحیر شده، کسانی را که با وی بودند با گوسفندان و گاوان و شتران به دو دسته تقسیم نمود bible_en_fa And the messengers returned to Jacob, saying, We came to thy brother Esau, and also he cometh to meet thee, and four hundred men with him. و گفت: «هر گاه عیسو به‌دسته اول برسد وآنها را بزند، همانا دسته دیگر رهایی یابد.» bible_en_fa Then Jacob was greatly afraid and distressed: and he divided the people that was with him, and the flocks, and herds, and the camels, into two bands; و یعقوب گفت: «ای خدای پدرم، ابراهیم وخدای پدرم، اسحاق، ای یهوه که به من گفتی به زمین و به مولد خویش برگرد و با تو احسان خواهم کرد. bible_en_fa And said, If Esau come to the one company, and smite it, then the other company which is left shall escape. کمتر هستم از جمیع لطفها و ازهمه وفایی که با بنده خود کرده‌ای زیرا که باچوبدست خود از این اردن عبور کردم و الان (مالک ) دو گروه شده‌ام. bible_en_fa And Jacob said, O God of my father Abraham, and God of my father Isaac, the LORD which saidst unto me, Return unto thy country, and to thy kindred, and I will deal well with thee: اکنون مرا از دست برادرم، از دست عیسو رهایی ده زیرا که من از اومی ترسم، مبادا بیاید و مرا بزند، یعنی مادر وفرزندان را، bible_en_fa I am not worthy of the least of all the mercies, and of all the truth, which thou hast shewed unto thy servant; for with my staff I passed over this Jordan; and now I am become two bands. و تو گفتی هرآینه با تو احسان کنم و ذریت تو را مانند ریگ دریا سازم که از کثرت، آن را نتوان شمرد.» bible_en_fa Deliver me, I pray thee, from the hand of my brother, from the hand of Esau: for I fear him, lest he will come and smite me, and the mother with the children. پس آن شب را در آنجا بسر برد و از آنچه بدستش آمد، ارمغانی برای برادر خود، عیسوگرفت: bible_en_fa And thou saidst, I will surely do thee good, and make thy seed as the sand of the sea, which cannot be numbered for multitude. دویست ماده بز با بیست بز نر ودویست میش با بیست قوچ، bible_en_fa And he lodged there that same night; and took of that which came to his hand a present for Esau his brother; و سی شتر شیرده با بچه های آنها و چهل ماده گاو با ده گاو نر وبیست ماده الاغ با ده کره. bible_en_fa Two hundred she goats, and twenty he goats, two hundred ewes, and twenty rams, و آنها را دسته دسته، جداجدا به نوکران خود سپرد و به بندگان خود گفت: «پیش روی من عبور کنید و در میان دسته‌ها فاصله بگذارید.» bible_en_fa Thirty milch camels with their colts, forty kine, and ten bulls, twenty she asses, and ten foals. و نخستین را امر فرموده، گفت که «چون برادرم عیسو به تو رسد و از تو پرسیده، بگوید: از آن کیستی و کجا می‌روی و اینها که پیش توست ازآن کیست؟ bible_en_fa And he delivered them into the hand of his servants, every drove by themselves; and said unto his servants, Pass over before me, and put a space betwixt drove and drove. بدو بگو: این از آن بنده ات، یعقوب است، و پیشکشی است که برای آقایم، عیسوفرستاده شده است و اینک خودش نیز در عقب ماست.» bible_en_fa And he commanded the foremost, saying, When Esau my brother meeteth thee, and asketh thee, saying, Whose art thou? and whither goest thou? and whose are these before thee? و همچنین دومین و سومین و همه کسانی را که از عقب آن دسته‌ها می‌رفتند، امرفرموده، گفت: «چون به عیسو برسید، بدو چنین گویید، bible_en_fa Then thou shalt say, They be thy servant Jacob's; it is a present sent unto my lord Esau: and, behold, also he is behind us. و نیز گویید: اینک بنده ات، یعقوب درعقب ماست.» زیرا گفت: «غضب او را بدین ارمغانی که پیش من می‌رود، فرو خواهم نشانید، وبعد چون روی او را بینم، شاید مرا قبول فرماید.» bible_en_fa And so commanded he the second, and the third, and all that followed the droves, saying, On this manner shall ye speak unto Esau, when ye find him. پس ارمغان، پیش از او عبور کرد و او آن شب را در خیمه گاه بسر برد. bible_en_fa And say ye moreover, Behold, thy servant Jacob is behind us. For he said, I will appease him with the present that goeth before me, and afterward I will see his face; peradventure he will accept of me. و شبانگاه، خودش برخاست و دو زوجه ودو کنیز و یازده پسر خویش را برداشته، ایشان رااز معبر یبوق عبور داد. bible_en_fa So went the present over before him: and himself lodged that night in the company. ایشان را برداشت و ازآن نهر عبور داد، و تمام مایملک خود را نیز عبورداد. bible_en_fa And he rose up that night, and took his two wives, and his two womenservants, and his eleven sons, and passed over the ford Jabbok. و یعقوب تنها ماند و مردی با وی تا طلوع فجر کشتی می‌گرفت. bible_en_fa And he took them, and sent them over the brook, and sent over that he had. و چون او دید که بر وی غلبه نمی یابد، کف ران یعقوب را لمس کرد، وکف ران یعقوب در کشتی گرفتن با او فشرده شد. bible_en_fa And Jacob was left alone; and there wrestled a man with him until the breaking of the day. پس گفت: «مرا رها کن زیرا که فجرمی شکافد.» گفت: «تا مرا برکت ندهی تو را رهانکنم.» bible_en_fa And when he saw that he prevailed not against him, he touched the hollow of his thigh; and the hollow of Jacob's thigh was out of joint, as he wrestled with him. به وی گفت: «نام تو چیست؟» گفت: «یعقوب.» bible_en_fa And he said, Let me go, for the day breaketh. And he said, I will not let thee go, except thou bless me. گفت: «از این پس نام تو یعقوب خوانده نشود بلکه اسرائیل، زیرا که با خدا و باانسان مجاهده کردی و نصرت یافتی.» bible_en_fa And he said unto him, What is thy name? And he said, Jacob. ویعقوب از او سوال کرده، گفت: «مرا از نام خودآگاه ساز.» گفت: «چرا اسم مرا می‌پرسی؟» و او رادر آنجا برکت داد. bible_en_fa And he said, Thy name shall be called no more Jacob, but Israel: for as a prince hast thou power with God and with men, and hast prevailed. و یعقوب آن مکان را «فنیئیل» نامیده، گفت: «زیرا خدا را روبرو دیدم وجانم رستگار شد.» bible_en_fa And Jacob asked him, and said, Tell me, I pray thee, thy name. And he said, Wherefore is it that thou dost ask after my name? And he blessed him there. و چون از «فنوئیل» گذشت، آفتاب بر وی طلوع کرد، و بر ران خودمی لنگید.از این سبب بنی‌اسرائیل تا امروز عرق النساء را که در کف ران است، نمی خورند، زیرا کف ران یعقوب را در عرق النسا لمس کرد. bible_en_fa And Jacob called the name of the place Peniel: for I have seen God face to face, and my life is preserved. از این سبب بنی‌اسرائیل تا امروز عرق النساء را که در کف ران است، نمی خورند، زیرا کف ران یعقوب را در عرق النسا لمس کرد. bible_en_fa And as he passed over Penuel the sun rose upon him, and he halted upon his thigh. پس یعقوب چشم خود را باز کرده، دید که اینک عیسو می‌آید و چهارصدنفر با او. آنگاه فرزندان خود را به لیه و راحیل و دوکنیز تقسیم کرد. bible_en_fa Therefore the children of Israel eat not of the sinew which shrank, which is upon the hollow of the thigh, unto this day: because he touched the hollow of Jacob's thigh in the sinew that shrank. و کنیزان را با فرزندان ایشان پیش داشت و لیه را با فرزندانش در عقب ایشان، وراحیل و یوسف را آخر. bible_en_fa And Jacob lifted up his eyes, and looked, and, behold, Esau came, and with him four hundred men. And he divided the children unto Leah, and unto Rachel, and unto the two handmaids. و خود در‌پیش ایشان رفته، هفت مرتبه رو به زمین نهاد تا به برادر خودرسید. bible_en_fa And he put the handmaids and their children foremost, and Leah and her children after, and Rachel and Joseph hindermost. اما عیسو دوان دوان به استقبال او آمد واو را در بر‌گرفته، به آغوش خود کشید، و او رابوسید و هر دو بگریستند. bible_en_fa And he passed over before them, and bowed himself to the ground seven times, until he came near to his brother. و چشمان خود را بازکرده، زنان و فرزندان را بدید و گفت: «این همراهان تو کیستند؟» bible_en_fa And Esau ran to meet him, and embraced him, and fell on his neck, and kissed him: and they wept. آنگاه کنیزان با فرزندان ایشان نزدیک شده، تعظیم کردند. bible_en_fa And he lifted up his eyes, and saw the women and the children; and said, Who are those with thee? And he said, The children which God hath graciously given thy servant. و لیه با فرزندانش نزدیک شده، تعظیم کردند. پس یوسف و راحیل نزدیک شده، تعظیم کردند. bible_en_fa Then the handmaidens came near, they and their children, and they bowed themselves. و او گفت: «از تمامی این گروهی که بدان برخوردم، چه مقصود داری؟» گفت: «تا در نظر آقای خود التفات یابم.» bible_en_fa And Leah also with her children came near, and bowed themselves: and after came Joseph near and Rachel, and they bowed themselves. عیسوگفت: «ای برادرم مرا بسیار است، مال خود را نگاه دار.» bible_en_fa And he said, What meanest thou by all this drove which I met? And he said, These are to find grace in the sight of my lord. یعقوب گفت: «نی، بلکه اگر در نظرت التفات یافته‌ام، پیشکش مرا از دستم قبول فرما، زیرا که روی تو را دیدم مثل دیدن روی خدا، ومرا منظور داشتی. bible_en_fa And Esau said, I have enough, my brother; keep that thou hast unto thyself. پس هدیه مرا که به حضورت آورده شد بپذیر، زیرا خدا به من احسان فرموده است و همه‌چیز دارم.» پس او را الحاح نمود تا پذیرفت. bible_en_fa And Jacob said, Nay, I pray thee, if now I have found grace in thy sight, then receive my present at my hand: for therefore I have seen thy face, as though I had seen the face of God, and thou wast pleased with me. گفت: «کوچ کرده، برویم و من همراه تو می‌آیم.» bible_en_fa Take, I pray thee, my blessing that is brought to thee; because God hath dealt graciously with me, and because I have enough. And he urged him, and he took it. گفت: «آقایم آگاه است که اطفال نازکند وگوسفندان و گاوان شیرده نیز با من است، و اگرآنها را یک روز برانند، تمامی گله می‌میرند؛ bible_en_fa And he said, Let us take our journey, and let us go, and I will go before thee. پس آقایم پیشتر از بنده خود برود و من موافق قدم مواشی که دارم. و به حسب قدم اطفال، آهسته سفر می‌کنم، تا نزد آقای خود به سعیربرسم. bible_en_fa And he said unto him, My lord knoweth that the children are tender, and the flocks and herds with young are with me: and if men should overdrive them one day, all the flock will die. عیسو گفت: «پس بعضی از این کسانی را که با منند نزد تو می‌گذارم.» گفت: «چه لازم است، فقط در نظر آقای خود التفات بیابم.» bible_en_fa Let my lord, I pray thee, pass over before his servant: and I will lead on softly, according as the cattle that goeth before me and the children be able to endure, until I come unto my lord unto Seir. در همان روز عیسو راه خود را پیش گرفته، به سعیرمراجعت کرد. bible_en_fa And Esau said, Let me now leave with thee some of the folk that are with me. And he said, What needeth it? let me find grace in the sight of my lord. و اما یعقوب به سکوت سفرکرد و خانه‌ای برای خود بنا نمود و برای مواشی خود سایبانها ساخت. از این سبب آن موضع به «سکوت» نامیده شد. bible_en_fa So Esau returned that day on his way unto Seir. پس چون یعقوب از فدان ارام مراجعت کرد، به سلامتی به شهر شکیم، در زمین کنعان آمد، و در مقابل شهر فرود آمد. bible_en_fa And Jacob journeyed to Succoth, and built him an house, and made booths for his cattle: therefore the name of the place is called Succoth. و آن قطعه زمینی را که خیمه خود را در آن زده بود ازبنی حمور، پدر شکیم، به صد قسیط خرید.ومذبحی در آنجا بنا نمود و آن را ایل الوهی اسرائیل نامید. bible_en_fa And Jacob came to Shalem, a city of Shechem, which is in the land of Canaan, when he came from Padan-aram; and pitched his tent before the city. ومذبحی در آنجا بنا نمود و آن را ایل الوهی اسرائیل نامید. bible_en_fa And he bought a parcel of a field, where he had spread his tent, at the hand of the children of Hamor, Shechem's father, for an hundred pieces of money. پس دینه، دختر لیه، که او را برای یعقوب زاییده بود، برای دیدن دختران آن ملک بیرون رفت. bible_en_fa And he erected there an altar, and called it El-elohe-Israel. و چون شکیم بن حمورحوی که رئیس آن زمین بود، او را بدید، او را بگرفت و با او همخواب شده، وی را بی‌عصمت ساخت. bible_en_fa And Dinah the daughter of Leah, which she bare unto Jacob, went out to see the daughters of the land. و دلش به دینه، دختر یعقوب، بسته شده، عاشق آن دختر گشت، و سخنان دل آویز به آن دختر گفت. bible_en_fa And when Shechem the son of Hamor the Hivite, prince of the country, saw her, he took her, and lay with her, and defiled her. و شکیم به پدر خود، حمورخطاب کرده، گفت: «این دختر را برای من به زنی بگیر.» bible_en_fa And his soul clave unto Dinah the daughter of Jacob, and he loved the damsel, and spake kindly unto the damsel. و یعقوب شنید که دخترش دینه رابی عصمت کرده است. و چون پسرانش با مواشی او در صحرا بودند، یعقوب سکوت کرد تا ایشان بیایند. bible_en_fa And Shechem spake unto his father Hamor, saying, Get me this damsel to wife. و حمور، پدر شکیم نزد یعقوب بیرون آمد تا به وی سخن گوید. bible_en_fa And Jacob heard that he had defiled Dinah his daughter: now his sons were with his cattle in the field: and Jacob held his peace until they were come. و چون پسران یعقوب این را شنیدند، از صحرا آمدند و غضبناک شده، خشم ایشان به شدت افروخته شد، زیرا که بادختر یعقوب همخواب شده، قباحتی دراسرائیل نموده بود و این عمل، ناکردنی بود. bible_en_fa And Hamor the father of Shechem went out unto Jacob to commune with him. پس حمور ایشان را خطاب کرده، گفت: «دل پسرم شکیم شیفته دختر شماست؛ او را به وی به زنی بدهید. bible_en_fa And the sons of Jacob came out of the field when they heard it: and the men were grieved, and they were very wroth, because he had wrought folly in Israel in lying with Jacob's daughter; which thing ought not to be done. و با ما مصاهرت نموده، دختران خود را به ما بدهید و دختران ما را برای خودبگیرید. bible_en_fa And Hamor communed with them, saying, The soul of my son Shechem longeth for your daughter: I pray you give her him to wife. و با ما ساکن شوید و زمین از آن شماباشد. در آن بمانید و تجارت کنید و در آن تصرف کنید.» bible_en_fa And make ye marriages with us, and give your daughters unto us, and take our daughters unto you. و شکیم به پدر و برادران آن دختر گفت: «در نظر خود مرا منظور بدارید و آنچه به من بگویید، خواهم داد. bible_en_fa And ye shall dwell with us: and the land shall be before you; dwell and trade ye therein, and get you possessions therein. مهر و پیشکش هر قدرزیاده از من بخواهید، آنچه بگویید، خواهم دادفقط دختر را به زنی به من بسپارید.» bible_en_fa And Shechem said unto her father and unto her brethren, Let me find grace in your eyes, and what ye shall say unto me I will give. اما پسران یعقوب در جواب شکیم و پدرش حمور به مکرسخن‌گفتند زیرا خواهر ایشان، دینه رابی عصمت کرده بود. bible_en_fa Ask me never so much dowry and gift, and I will give according as ye shall say unto me: but give me the damsel to wife. پس بدیشان گفتند: «این کار را نمی توانیم کرد که خواهر خود را به شخصی نامختون بدهیم، چونکه این برای ما ننگ است. bible_en_fa And the sons of Jacob answered Shechem and Hamor his father deceitfully, and said, because he had defiled Dinah their sister: لکن بدین شرط با شما همداستان می‌شویم اگر چون ما بشوید، که هر ذکوری ازشما مختون گردد. bible_en_fa And they said unto them, We cannot do this thing, to give our sister to one that is uncircumcised; for that were a reproach unto us: آنگاه دختران خود را به شما دهیم و دختران شما را برای خود گیریم و باشما ساکن شده، یک قوم شویم. bible_en_fa But in this will we consent unto you: If ye will be as we be, that every male of you be circumcised; اما اگر سخن ما را اجابت نکنید و مختون نشوید، دختر خود رابرداشته، از اینجا کوچ خواهیم کرد.» bible_en_fa Then will we give our daughters unto you, and we will take your daughters to us, and we will dwell with you, and we will become one people. و سخنان ایشان بنظر حمور و بنظر شکیم بن حمور پسند افتاد. bible_en_fa But if ye will not hearken unto us, to be circumcised; then will we take our daughter, and we will be gone. و آن جوان در کردن این کار تاخیر ننمود، زیرا که شیفته دختر یعقوب بود، و او از همه اهل خانه پدرش گرامی تر بود. bible_en_fa And their words pleased Hamor, and Shechem Hamor's son. پس حمور و پسرش شکیم به دروازه شهرخود آمده، مردمان شهر خود را خطاب کرده، گفتند: bible_en_fa And the young man deferred not to do the thing, because he had delight in Jacob's daughter: and he was more honourable than all the house of his father. «این مردمان با ما صلاح اندیش هستند، پس در این زمین ساکن بشوند، و در آن تجارت کنند. اینک زمین از هر طرف برای ایشان وسیع است؛ دختران ایشان را به زنی بگیریم و دختران خود را بدیشان بدهیم. bible_en_fa And Hamor and Shechem his son came unto the gate of their city, and communed with the men of their city, saying, فقط بدین شرط ایشان باما متفق خواهند شد تا با ما ساکن شده، یک قوم شویم که هر ذکوری از ما مختون شود، چنانکه ایشان مختونند. bible_en_fa These men are peaceable with us; therefore let them dwell in the land, and trade therein; for the land, behold, it is large enough for them; let us take their daughters to us for wives, and let us give them our daughters. آیا مواشی ایشان و اموال ایشان و هر حیوانی که دارند، از آن ما نمی شود؟ فقط با ایشان همداستان شویم تا با ما ساکن شوند.» bible_en_fa Only herein will the men consent unto us for to dwell with us, to be one people, if every male among us be circumcised, as they are circumcised. پس همه کسانی که به دروازه شهر اودرآمدند، به سخن حمور و پسرش شکیم رضادادند، و هر ذکوری از آنانی که به دروازه شهر اودرآمدند، مختون شدند. bible_en_fa Shall not their cattle and their substance and every beast of theirs be ours? only let us consent unto them, and they will dwell with us. و در روز سوم چون دردمند بودند، دو پسر یعقوب، شمعون و لاوی، برادران دینه، هر یکی شمشیر خود را گرفته، دلیرانه بر شهر آمدند و همه مردان را کشتند. bible_en_fa And unto Hamor and unto Shechem his son hearkened all that went out of the gate of his city; and every male was circumcised, all that went out of the gate of his city. وحمور و پسرش شکیم را به دم شمشیر کشتند، ودینه را از خانه شکیم برداشته، بیرون آمدند. bible_en_fa And it came to pass on the third day, when they were sore, that two of the sons of Jacob, Simeon and Levi, Dinah's brethren, took each man his sword, and came upon the city boldly, and slew all the males. وپسران یعقوب بر کشتگان آمده، شهر را غارت کردند، زیرا خواهر ایشان را بی‌عصمت کرده بودند. bible_en_fa And they slew Hamor and Shechem his son with the edge of the sword, and took Dinah out of Shechem's house, and went out. و گله‌ها و رمه‌ها و الاغها و آنچه در شهرو آنچه در صحرا بود، گرفتند. bible_en_fa The sons of Jacob came upon the slain, and spoiled the city, because they had defiled their sister. و تمامی اموال ایشان و همه اطفال و زنان ایشان را به اسیری بردند. و آنچه در خانه‌ها بود تاراج کردند. bible_en_fa They took their sheep, and their oxen, and their asses, and that which was in the city, and that which was in the field, پس یعقوب به شمعون و لاوی گفت: «مرا به اضطراب انداختید، و مرا نزد سکنه این زمین، یعنی کنعانیان و فرزیان مکروه ساختید، و من در شماره قلیلم، همانا بر من جمع شوند و مرا بزنند و من با خانه‌ام هلاک شوم.»گفتند: «آیا او با خواهر ما مثل فاحشه عمل کند؟» bible_en_fa And all their wealth, and all their little ones, and their wives took they captive, and spoiled even all that was in the house. گفتند: «آیا او با خواهر ما مثل فاحشه عمل کند؟» bible_en_fa And Jacob said to Simeon and Levi, Ye have troubled me to make me to stink among the inhabitants of the land, among the Canaanites and the Perizzites: and I being few in number, they shall gather themselves together against me, and slay me; and I shall be destroyed, I and my house. و خدا به یعقوب گفت: «برخاسته، به بیت ئیل برآی، و در آنجا ساکن شو وآنجا برای خدایی که بر تو ظاهر شد، وقتی که ازحضور برادرت، عیسو فرار کردی، مذبحی بساز.» bible_en_fa And they said, Should he deal with our sister as with an harlot? پس یعقوب به اهل خانه و همه کسانی که با وی بودند، گفت: «خدایان بیگانه‌ای را که درمیان شماست، دور کنید، و خویشتن را طاهرسازید، و رختهای خود را عوض کنید. bible_en_fa And God said unto Jacob, Arise, go up to Bethel, and dwell there: and make there an altar unto God, that appeared unto thee when thou fleddest from the face of Esau thy brother. تابرخاسته، به بیت ئیل برویم و آنجا برای آن خدایی که در روز تنگی من، مرا اجابت فرمود ودر راهی که رفتم با من می‌بود، مذبحی بسازم.» bible_en_fa Then Jacob said unto his household, and to all that were with him, Put away the strange gods that are among you, and be clean, and change your garments: آنگاه همه خدایان بیگانه را که در دست ایشان بود، به یعقوب دادند، با گوشواره هایی که در گوشهای ایشان بود. و یعقوب آنها را زیر بلوطی که در شکیم بود دفن کرد. bible_en_fa And let us arise, and go up to Bethel; and I will make there an altar unto God, who answered me in the day of my distress, and was with me in the way which I went. پس کوچ کردند، وخوف خدا بر شهرهای گرداگرد ایشان بود، که بنی یعقوب را تعاقب نکردند. bible_en_fa And they gave unto Jacob all the strange gods which were in their hand, and all their earrings which were in their ears; and Jacob hid them under the oak which was by Shechem. و یعقوب به لوزکه در زمین کنعان واقع است، و همان بیت ئیل باشد، رسید. او با تمامی قوم که با وی بودند. bible_en_fa And they journeyed: and the terror of God was upon the cities that were round about them, and they did not pursue after the sons of Jacob. ودر آنجا مذبحی بنا نمود و آن مکان را «ایل بیت ئیل» نامید. زیرا در آنجا خدا بر وی ظاهر شده بود، هنگامی که از حضور برادر خودمی گریخت. bible_en_fa So Jacob came to Luz, which is in the land of Canaan, that is, Bethel, he and all the people that were with him. و دبوره دایه رفقه مرد. و او را زیر درخت بلوط تحت بیت ئیل دفن کردند، و آن را «الون باکوت» نامید. bible_en_fa And he built there an altar, and called the place El-beth-el: because there God appeared unto him, when he fled from the face of his brother. و خدا بار دیگر بر یعقوب ظاهر شد، وقتی که از فدان ارام آمد، و او را برکت داد. bible_en_fa But Deborah Rebekah's nurse died, and she was buried beneath Bethel under an oak: and the name of it was called Allon-bachuth. و خدا به وی گفت: «نام تو یعقوب است اما بعد از این نام تویعقوب خوانده نشود، بلکه نام تو اسرائیل خواهدبود.» پس او را اسرائیل نام نهاد. bible_en_fa And God appeared unto Jacob again, when he came out of Padan-aram, and blessed him. و خدا وی راگفت: «من خدای قادر مطلق هستم. بارور و کثیرشو. امتی و جماعتی از امتها از تو بوجود آیند، واز صلب تو پادشاهان پدید شوند. bible_en_fa And God said unto him, Thy name is Jacob: thy name shall not be called any more Jacob, but Israel shall be thy name: and he called his name Israel. و زمینی که به ابراهیم و اسحاق دادم، به تو دهم؛ و به ذریت بعد از تو، این زمین را خواهم داد.» bible_en_fa And God said unto him, I am God Almighty: be fruitful and multiply; a nation and a company of nations shall be of thee, and kings shall come out of thy loins; پس خدا ازآنجایی که با وی سخن گفت، از نزد وی صعودنمود. bible_en_fa And the land which I gave Abraham and Isaac, to thee I will give it, and to thy seed after thee will I give the land. و یعقوب ستونی برپا داشت، در جایی که باوی تکلم نمود. ستونی از سنگ و هدیه‌ای ریختنی بر آن ریخت، و آن را به روغن تدهین کرد. bible_en_fa And God went up from him in the place where he talked with him. پس یعقوب آن مکان را، که خدا با وی در آنجا سخن گفته بود، «بیت ئیل» نامید. bible_en_fa And Jacob set up a pillar in the place where he talked with him, even a pillar of stone: and he poured a drink offering thereon, and he poured oil thereon. پس، از «بیت ئیل» کوچ کردند. و چون اندک مسافتی مانده بود که به افراته برسند، راحیل راوقت وضع حمل رسید، و زاییدنش دشوار شد. bible_en_fa And Jacob called the name of the place where God spake with him, Bethel. و چون زاییدنش دشوار بود، قابله وی را گفت: «مترس زیرا که این نیز برایت پسر است.» bible_en_fa And they journeyed from Bethel; and there was but a little way to come to Ephrath: and Rachel travailed, and she had hard labour. و درحین جان کندن، زیرا که مرد، پسر را «بن اونی» نام نهاد، لکن پدرش وی را «بن یامین» نامید. bible_en_fa And it came to pass, when she was in hard labour, that the midwife said unto her, Fear not; thou shalt have this son also. پس راحیل وفات یافت، و در راه افراته که بیت لحم باشد، دفن شد. bible_en_fa And it came to pass, as her soul was in departing, (for she died) that she called his name Ben-oni: but his father called him Benjamin. و یعقوب بر قبر وی ستونی نصب کرد، که آن تا امروز ستون قبرراحیل است. bible_en_fa And Rachel died, and was buried in the way to Ephrath, which is Bethlehem. پس اسرائیل کوچ کرد، و خیمه خود را بدان طرف برج عیدر زد. bible_en_fa And Jacob set a pillar upon her grave: that is the pillar of Rachel's grave unto this day. و در حین سکونت اسرائیل در آن زمین، روبین رفته، با کنیزپدر خود، بلهه، همخواب شد. و اسرائیل این راشنید. و بنی یعقوب دوازده بودند: bible_en_fa And Israel journeyed, and spread his tent beyond the tower of Edar. پسران لیه: روبین نخست زاده یعقوب و شمعون و لاوی ویهودا و یساکار و زبولون. bible_en_fa And it came to pass, when Israel dwelt in that land, that Reuben went and lay with Bilhah his father's concubine: and Israel heard it. Now the sons of Jacob were twelve: و پسران راحیل: یوسف و بن یامین. bible_en_fa The sons of Leah; Reuben, Jacob's firstborn, and Simeon, and Levi, and Judah, and Issachar, and Zebulun: و پسران بلهه کنیز راحیل: دان و نفتالی. bible_en_fa The sons of Rachel; Joseph, and Benjamin: و پسران زلفه، کنیز لیه: جاد واشیر. اینانند پسران یعقوب، که در فدان ارام برای او متولد شدند. bible_en_fa And the sons of Bilhah, Rachel's handmaid; Dan, and Naphtali: و یعقوب نزد پدر خود، اسحاق، در ممری آمد، به قریه اربع که حبرون باشد، جایی که ابراهیم و اسحاق غربت گزیدند. bible_en_fa And the sons of Zilpah, Leah's handmaid; Gad, and Asher: these are the sons of Jacob, which were born to him in Padan-aram. و عمراسحاق صد و هشتاد سال بود.و اسحاق جان سپرد و مرد، و پیر و سالخورده به قوم خویش پیوست. و پسرانش عیسو و یعقوب او را دفن کردند. bible_en_fa And Jacob came unto Isaac his father unto Mamre, unto the city of Arbah, which is Hebron, where Abraham and Isaac sojourned. و اسحاق جان سپرد و مرد، و پیر و سالخورده به قوم خویش پیوست. و پسرانش عیسو و یعقوب او را دفن کردند. bible_en_fa And the days of Isaac were an hundred and fourscore years. و پیدایش عیسو که ادوم باشد، این است: bible_en_fa And Isaac gave up the ghost, and died, and was gathered unto his people, being old and full of days: and his sons Esau and Jacob buried him. عیسو زنان خود را از دختران کنعانیان گرفت: یعنی عاده دختر ایلون حتی، واهولیبامه دختر عنی، دختر صبعون حوی، bible_en_fa Now these are the generations of Esau, who is Edom. وبسمه دختر اسماعیل، خواهر نبایوت. bible_en_fa Esau took his wives of the daughters of Canaan; Adah the daughter of Elon the Hittite, and Aholibamah the daughter of Anah the daughter of Zibeon the Hivite; و عاده، الیفاز را برای عیسو زایید، و بسمه، رعوئیل رابزاد، bible_en_fa And Bashemath Ishmael's daughter, sister of Nebajoth. و اهولیبامه یعوش، و یعلام و قورح رازایید. اینانند پسران عیسو که برای وی در زمین کنعان متولد شدند. bible_en_fa And Adah bare to Esau Eliphaz; and Bashemath bare Reuel; پس عیسو زنان و پسران ودختران و جمیع اهل بیت، و مواشی و همه حیوانات، و تمامی اندوخته خود را که در زمین کنعان اندوخته بود، گرفته، از نزد برادر خودیعقوب به زمین دیگر رفت. bible_en_fa And Aholibamah bare Jeush, and Jaalam, and Korah: these are the sons of Esau, which were born unto him in the land of Canaan. زیرا که اموال ایشان زیاده بود از آنکه با هم سکونت کنند. و زمین غربت ایشان بسبب مواشی ایشان گنجایش ایشان نداشت. bible_en_fa And Esau took his wives, and his sons, and his daughters, and all the persons of his house, and his cattle, and all his beasts, and all his substance, which he had got in the land of Canaan; and went into the country from the face of his brother Jacob. و عیسو در جبل سعیر ساکن شد. وعیسو همان ادوم است. bible_en_fa For their riches were more than that they might dwell together; and the land wherein they were strangers could not bear them because of their cattle. و این است پیدایش عیسو پدر ادوم در جبل سعیر: bible_en_fa Thus dwelt Esau in mount Seir: Esau is Edom. اینست نامهای پسران عیسو: الیفاز پسرعاده، زن عیسو، و رعوئیل، پسر بسمه، زن عیسو. bible_en_fa And these are the generations of Esau the father of the Edomites in mount Seir: و بنی الیفاز: تیمان و اومار و صفوا و جعتام وقناز بودند. bible_en_fa These are the names of Esau's sons; Eliphaz the son of Adah the wife of Esau, Reuel the son of Bashemath the wife of Esau. و تمناع، کنیز الیفاز، پسر عیسوبود. وی عمالیق را برای الیفاز زایید. اینانندپسران عاده زن عیسو. bible_en_fa And the sons of Eliphaz were Teman, Omar, Zepho, and Gatam, and Kenaz. و اینانند پسران رعوئیل: نحت و زارع و شمه و مزه. اینانند پسران بسمه زن عیسو. bible_en_fa And Timna was concubine to Eliphaz Esau's son; and she bare to Eliphaz Amalek: these were the sons of Adah Esau's wife. و اینانند پسران اهولیبامه دختر عنی، دختر صبعون، زن عیسو که یعوش ویعلام و قورح را برای عیسو زایید. bible_en_fa And these are the sons of Reuel; Nahath, and Zerah, Shammah, and Mizzah: these were the sons of Bashemath Esau's wife. اینانند امرای بنی عیسو: پسران الیفازنخست زاده عیسو، یعنی امیر تیمان و امیر اومار وامیر صفوا و امیر قناز، bible_en_fa And these were the sons of Aholibamah, the daughter of Anah the daughter of Zibeon, Esau's wife: and she bare to Esau Jeush, and Jaalam, and Korah. و امیر قورح و امیرجعتام و امیر عمالیق. اینانند امرای الیفاز در زمین ادوم. اینانند پسران عاده. bible_en_fa These were dukes of the sons of Esau: the sons of Eliphaz the firstborn son of Esau; duke Teman, duke Omar, duke Zepho, duke Kenaz, و اینان پسران رعوئیل بن عیسو می‌باشند: امیر نحت و امیر زارح و امیر شمه و امیر مزه. اینهاامرای رعوئیل در زمین ادوم بودند. اینانند پسران بسمه زن عیسو. bible_en_fa Duke Korah, duke Gatam, and duke Amalek: these are the dukes that came of Eliphaz in the land of Edom; these were the sons of Adah. و اینانند بنی اهولیبامه زن عیسو: امیریعوش و امیر یعلام و امیر قورح. اینها امرای اهولیبامه دختر عنی، زن عیسو می‌باشند. bible_en_fa And these are the sons of Reuel Esau's son; duke Nahath, duke Zerah, duke Shammah, duke Mizzah: these are the dukes that came of Reuel in the land of Edom; these are the sons of Bashemath Esau's wife. اینانند پسران عیسو که ادوم باشد و اینهاامرای ایشان می‌باشند. bible_en_fa And these are the sons of Aholibamah Esau's wife; duke Jeush, duke Jaalam, duke Korah: these were the dukes that came of Aholibamah the daughter of Anah, Esau's wife. و اینانند پسران سعیر حوری که ساکن آن زمین بودند، یعنی: لوطان و شوبال و صبعون وعنی، bible_en_fa These are the sons of Esau, who is Edom, and these are their dukes. و دیشون و ایصر و دیشان. اینانند امرای حوریان و پسران سعیر در زمین ادوم. bible_en_fa These are the sons of Seir the Horite, who inhabited the land; Lotan, and Shobal, and Zibeon, and Anah, و پسران لوطان: حوری و هیمام بودند وخواهر لوطان تمناع، بود. bible_en_fa And Dishon, and Ezer, and Dishan: these are the dukes of the Horites, the children of Seir in the land of Edom. و اینانند پسران شوبال: علوان و منحت و عیبال و شفو و اونام. bible_en_fa And the children of Lotan were Hori and Hemam; and Lotan's sister was Timna. و اینانند بنی صبعون: ایه و عنی. همین عنی است که چشمه های آب گرم را در صحرا پیدانمود، هنگامی که الاغهای پدر خود، صبعون رامی چرانید. bible_en_fa And the children of Shobal were these; Alvan, and Manahath, and Ebal, Shepho, and Onam. و اینانند اولاد عنی: دیشون واهولیبامه دختر عنی. bible_en_fa And these are the children of Zibeon; both Ajah, and Anah: this was that Anah that found the mules in the wilderness, as he fed the asses of Zibeon his father. و اینانند پسران دیشان: حمدان و اشبان و بتران و کران. bible_en_fa And the children of Anah were these; Dishon, and Aholibamah the daughter of Anah. و اینانند پسران ایصر: بلهان و زعوان و عقان. bible_en_fa And these are the children of Dishon; Hemdan, and Eshban, and Ithran, and Cheran. اینانند پسران دیشان: عوص و اران. bible_en_fa The children of Ezer are these; Bilhan, and Zaavan, and Akan. اینها امرای حوریانند: امیر لوطان و امیرشوبال و امیر صبعون و امیر عنی، bible_en_fa The children of Dishan are these: Uz, and Aran. امیر دیشون و امیر ایصر و امیر دیشان. اینها امرای حوریانند به حسب امرای ایشان در زمین سعیر. bible_en_fa These are the dukes that came of the Horites; duke Lotan, duke Shobal, duke Zibeon, duke Anah, و اینانند پادشاهانی که در زمین ادوم سلطنت کردند، قبل از آنکه پادشاهی بربنی‌اسرائیل سلطنت کند: bible_en_fa Duke Dishon, duke Ezer, duke Dishan: these are the dukes that came of Hori, among their dukes in the land of Seir. و بالع بن بعور درادوم پادشاهی کرد، و نام شهر او دینهابه بود. bible_en_fa And these are the kings that reigned in the land of Edom, before there reigned any king over the children of Israel. وبالع مرد، و در جایش یوباب بن زارح از بصره سلطنت کرد. bible_en_fa And Bela the son of Beor reigned in Edom: and the name of his city was Dinhabah. و یوباب مرد، و در جایش حوشام از زمین تیمانی پادشاهی کرد. bible_en_fa And Bela died, and Jobab the son of Zerah of Bozrah reigned in his stead. وحوشام مرد، و در جایش هداد بن بداد، که درصحرای موآب، مدیان را شکست داد، پادشاهی کرد، و نام شهر او عویت بود. bible_en_fa And Jobab died, and Husham of the land of Temani reigned in his stead. و هداد مرد، و درجایش سمله از مسریقه پادشاهی نمود. bible_en_fa And Husham died, and Hadad the son of Bedad, who smote Midian in the field of Moab, reigned in his stead: and the name of his city was Avith. وسمله مرد، و شاول از رحوبوت نهر در جایش پادشاهی کرد. bible_en_fa And Hadad died, and Samlah of Masrekah reigned in his stead. و شاول مرد، و در جایش بعل حانان بن عکبور سلطنت کرد. bible_en_fa And Samlah died, and Saul of Rehoboth by the river reigned in his stead. و بعل حانان بن عکبور مرد، و در جایش، هدار پادشاهی کرد. ونام شهرش فاعو بود، و زنش مسمی به مهیطبئیل دختر مطرد، دختر می‌ذاهب بود. bible_en_fa And Saul died, and Baal-hanan the son of Achbor reigned in his stead. و اینست نامهای امرای عیسو، حسب قبائل ایشان و اماکن و نامهای ایشان: امیر تمناع وامیر علوه و امیر یتیت، bible_en_fa And Baal-hanan the son of Achbor died, and Hadar reigned in his stead: and the name of his city was Pau; and his wife's name was Mehetabel, the daughter of Matred, the daughter of Mezahab. و امیر اهولیبامه و امیرایله و امیر فینون، bible_en_fa And these are the names of the dukes that came of Esau, according to their families, after their places, by their names; duke Timnah, duke Alvah, duke Jetheth, و امیر قناز و امیرتیمان و امیرمبصار،و امیر مجدیئیل و امیر عیرام. اینان امرای ادومند، حسب مساکن ایشان در زمین ملک ایشان. همان عیسو پدر ادوم است. bible_en_fa Duke Aholibamah, duke Elah, duke Pinon, و امیر مجدیئیل و امیر عیرام. اینان امرای ادومند، حسب مساکن ایشان در زمین ملک ایشان. همان عیسو پدر ادوم است. bible_en_fa Duke Kenaz, duke Teman, duke Mibzar, و یعقوب در زمین غربت پدر خود، یعنی زمین کنعان ساکن شد. bible_en_fa Duke Magdiel, duke Iram: these be the dukes of Edom, according to their habitations in the land of their possession: he is Esau the father of the Edomites. این است پیدایش یعقوب. چون یوسف هفده ساله بود، گله را با برادران خود چوپانی می‌کرد. و آن جوان باپسران بلهه و پسران زلفه، زنان پدرش، می‌بود. ویوسف از بدسلوکی ایشان پدر را خبر می‌داد. bible_en_fa And Jacob dwelt in the land wherein his father was a stranger, in the land of Canaan. واسرائیل، یوسف را از سایر پسران خود بیشتردوست داشتی، زیرا که او پسر پیری او بود، وبرایش ردایی بلند ساخت. bible_en_fa These are the generations of Jacob. Joseph, being seventeen years old, was feeding the flock with his brethren; and the lad was with the sons of Bilhah, and with the sons of Zilpah, his father's wives: and Joseph brought unto his father their evil report. و چون برادرانش دیدند که پدر ایشان، او را بیشتر از همه برادرانش دوست می‌دارد، از او کینه داشتند، ونمی توانستند با وی به سلامتی سخن گویند. bible_en_fa Now Israel loved Joseph more than all his children, because he was the son of his old age: and he made him a coat of many colours. ویوسف خوابی دیده، آن را به برادران خود بازگفت. پس بر کینه او افزودند. bible_en_fa And when his brethren saw that their father loved him more than all his brethren, they hated him, and could not speak peaceably unto him. و بدیشان گفت: «این خوابی را که دیده‌ام، بشنوید: bible_en_fa And Joseph dreamed a dream, and he told it his brethren: and they hated him yet the more. اینک ما در مزرعه بافه‌ها می‌بستیم، که ناگاه بافه من برپا شده، بایستاد، و بافه های شماگرد آمده، به بافه من سجده کردند.» bible_en_fa And he said unto them, Hear, I pray you, this dream which I have dreamed: برادرانش به وی گفتند: «آیا فی الحقیقه بر ماسلطنت خواهی کرد؟ و بر ما مسلط خواهی شد؟» و بسبب خوابها و سخنانش بر کینه او افزودند. bible_en_fa For, behold, we were binding sheaves in the field, and, lo, my sheaf arose, and also stood upright; and, behold, your sheaves stood round about, and made obeisance to my sheaf. از آن پس خوابی دیگر دید، و برادران خود را ازآن خبر داده، گفت: «اینک باز خوابی دیده‌ام، که ناگاه آفتاب و ماه و یازده ستاره مرا سجده کردند.» bible_en_fa And his brethren said to him, Shalt thou indeed reign over us? or shalt thou indeed have dominion over us? And they hated him yet the more for his dreams, and for his words. و پدر و برادران خود را خبر داد، وپدرش او را توبیخ کرده، بوی گفت: «این چه خوابی است که دیده‌ای؟ آیا من و مادرت وبرادرانت حقیقت خواهیم آمد و تو را بر زمین سجده خواهیم نمود؟» bible_en_fa And he dreamed yet another dream, and told it his brethren, and said, Behold, I have dreamed a dream more; and, behold, the sun and the moon and the eleven stars made obeisance to me. و برادرانش بر او حسدبردند، و اما پدرش، آن امر را در خاطر نگاه داشت. bible_en_fa And he told it to his father, and to his brethren: and his father rebuked him, and said unto him, What is this dream that thou hast dreamed? Shall I and thy mother and thy brethren indeed come to bow down ourselves to thee to the earth? و برادرانش برای چوپانی گله پدر خود، به شکیم رفتند. bible_en_fa And his brethren envied him; but his father observed the saying. و اسرائیل به یوسف گفت: «آیابرادرانت در شکیم چوپانی نمی کنند، بیا تا تو رانزد ایشان بفرستم.» وی را گفت: «لبیک.» bible_en_fa And his brethren went to feed their father's flock in Shechem. او راگفت: «الان برو و سلامتی برادران و سلامتی گله را ببین و نزد من خبر بیاور.» و او را از وادی حبرون فرستاد، و به شکیم آمد. bible_en_fa And Israel said unto Joseph, Do not thy brethren feed the flock in Shechem? come, and I will send thee unto them. And he said to him, Here am I. و شخصی به اوبرخورد، و اینک، او در صحرا آواره می‌بود، پس آن شخص از او پرسیده، گفت: «چه می‌طلبی؟» bible_en_fa And he said to him, Go, I pray thee, see whether it be well with thy brethren, and well with the flocks; and bring me word again. So he sent him out of the vale of Hebron, and he came to Shechem. گفت: «من برادران خود را می‌جویم، مرا خبرده که کجا چوپانی می‌کنند.» bible_en_fa And a certain man found him, and, behold, he was wandering in the field: and the man asked him, saying, What seekest thou? آن مرد گفت: «ازاینجا روانه شدند، زیرا شنیدیم که می‌گفتند: به دوتان می‌رویم.» پس یوسف از عقب برادران خود رفته، ایشان را در دوتان یافت. bible_en_fa And he said, I seek my brethren: tell me, I pray thee, where they feed their flocks. و او را ازدور دیدند، و قبل از آنکه نزدیک ایشان بیاید، باهم توطئه دیدند که اورا بکشند. bible_en_fa And the man said, They are departed hence; for I heard them say, Let us go to Dothan. And Joseph went after his brethren, and found them in Dothan. و به یکدیگر گفتند: «اینک این صاحب خوابها می‌آید. bible_en_fa And when they saw him afar off, even before he came near unto them, they conspired against him to slay him. اکنون بیایید او را بکشیم، و به یکی از این چاهها بیندازیم، و گوییم جانوری درنده او را خورد. و ببینیم خوابهایش چه می‌شود.» bible_en_fa And they said one to another, Behold, this dreamer cometh. لیکن روبین چون این را شنید، او را از دست ایشان رهانیده، گفت: «او را نکشیم.» bible_en_fa Come now therefore, and let us slay him, and cast him into some pit, and we will say, Some evil beast hath devoured him: and we shall see what will become of his dreams. پس روبین بدیشان گفت: «خون مریزید، او را در این چاه که در صحراست، بیندازید، و دست خود رابر او دراز مکنید.» تا او را از دست ایشان رهانیده، به پدر خود رد نماید. bible_en_fa And Reuben heard it, and he delivered him out of their hands; and said, Let us not kill him. و به مجرد رسیدن یوسف نزد برادران خود، رختش را یعنی آن ردای بلند را که دربرداشت، از او کندند. bible_en_fa And Reuben said unto them, Shed no blood, but cast him into this pit that is in the wilderness, and lay no hand upon him; that he might rid him out of their hands, to deliver him to his father again. و او را گرفته، درچاه انداختند، اما چاه، خالی و بی‌آب بود. bible_en_fa And it came to pass, when Joseph was come unto his brethren, that they stript Joseph out of his coat, his coat of many colours that was on him; پس برای غذا خوردن نشستند، و چشمان خود را باز کرده، دیدند که ناگاه قافله اسماعیلیان از جلعاد می‌رسد، و شتران ایشان کتیرا و بلسان ولادن، بار دارند، و می‌روند تا آنها را به مصر ببرند. bible_en_fa And they took him, and cast him into a pit: and the pit was empty, there was no water in it. آنگاه یهودا به برادران خود گفت: «برادر خودرا کشتن و خون او را مخفی داشتن چه سود دارد؟ bible_en_fa And they sat down to eat bread: and they lifted up their eyes and looked, and, behold, a company of Ishmeelites came from Gilead with their camels bearing spicery and balm and myrrh, going to carry it down to Egypt. بیایید او را به این اسماعیلیان بفروشیم، ودست ما بر وی نباشد، زیرا که او برادر و گوشت ماست.» پس برادرانش بدین رضا دادند. bible_en_fa And Judah said unto his brethren, What profit is it if we slay our brother, and conceal his blood? و چون تجار مدیانی در گذر بودند، یوسف را از چاه کشیده، برآوردند، و یوسف را به اسماعیلیان به بیست پاره نقره فروختند. پس یوسف را به مصر بردند. bible_en_fa Come, and let us sell him to the Ishmeelites, and let not our hand be upon him; for he is our brother and our flesh. And his brethren were content. و روبین چون به‌سرچاه برگشت، و دید که یوسف در چاه نیست، جامه خود را چاک زد، bible_en_fa Then there passed by Midianites merchantmen; and they drew and lifted up Joseph out of the pit, and sold Joseph to the Ishmeelites for twenty pieces of silver: and they brought Joseph into Egypt. و نزد برادران خودبازآمد و گفت: «طفل نیست و من کجا بروم؟» bible_en_fa And Reuben returned unto the pit; and, behold, Joseph was not in the pit; and he rent his clothes. پس ردای یوسف را گرفتند، و بز نری راکشته، ردا را در خونش فرو بردند. bible_en_fa And he returned unto his brethren, and said, The child is not; and I, whither shall I go? و آن ردای بلند را فرستادند و به پدر خود رسانیده، گفتند: «این را یافته‌ایم، تشخیص کن که ردای پسرت است یا نه.» bible_en_fa And they took Joseph's coat, and killed a kid of the goats, and dipped the coat in the blood; پس آن را شناخته، گفت: «ردای پسر من است! جانوری درنده او را خورده است، و یقین یوسف دریده شده است.» bible_en_fa And they sent the coat of many colours, and they brought it to their father; and said, This have we found: know now whether it be thy son's coat or no. و یعقوب رخت خود را پاره کرده، پلاس دربر کرد، وروزهای بسیار برای پسر خود ماتم گرفت. bible_en_fa And he knew it, and said, It is my son's coat; an evil beast hath devoured him; Joseph is without doubt rent in pieces. وهمه پسران و همه دخترانش به تسلی اوبرخاستند. اما تسلی نپذیرفت، و گفت: «سوگوارنزد پسر خود به گور فرود می‌روم.» پس پدرش برای وی همی گریست.اما مدیانیان، یوسف را در مصر، به فوطیفار که خواجه فرعون و سردارافواج خاصه بود، فروختند. bible_en_fa And Jacob rent his clothes, and put sackcloth upon his loins, and mourned for his son many days. اما مدیانیان، یوسف را در مصر، به فوطیفار که خواجه فرعون و سردارافواج خاصه بود، فروختند. bible_en_fa And all his sons and all his daughters rose up to comfort him; but he refused to be comforted; and he said, For I will go down into the grave unto my son mourning. Thus his father wept for him. و واقع شد در آن زمان که یهودا ازنزد برادران خود رفته، نزد شخصی عدلامی، که حیره نام داشت، مهمان شد. bible_en_fa And the Midianites sold him into Egypt unto Potiphar, an officer of Pharaoh's, and captain of the guard. و درآنجا یهودا، دختر مرد کنعانی را که مسمی به شوعه بود، دید و او را گرفته، بدو درآمد. bible_en_fa And it came to pass at that time, that Judah went down from his brethren, and turned in to a certain Adullamite, whose name was Hirah. پس آبستن شده، پسری زایید و او را عیر نام نهاد. bible_en_fa And Judah saw there a daughter of a certain Canaanite, whose name was Shuah; and he took her, and went in unto her. وبار دیگر آبستن شده، پسری زایید و او را اونان نامید. bible_en_fa And she conceived, and bare a son; and he called his name Er. و باز هم پسری زاییده، او را شیله نام گذارد. و چون او را زایید، یهودا در کزیب بود. bible_en_fa And she conceived again, and bare a son; and she called his name Onan. و یهودا، زنی مسمی به تامار، برای نخست زاده خود عیر گرفت. bible_en_fa And she yet again conceived, and bare a son; and called his name Shelah: and he was at Chezib, when she bare him. و نخست زاده یهودا، عیر، در نظر خداوند شریر بود، و خداونداو را بمیراند. bible_en_fa And Judah took a wife for Er his firstborn, whose name was Tamar. پس یهودا به اونان گفت: «به زن برادرت درآی، و حق برادر شوهری را بجاآورده، نسلی برای برادر خود پیدا کن.» bible_en_fa And Er, Judah's firstborn, was wicked in the sight of the LORD; and the LORD slew him. لکن چونکه اونان دانست که آن نسل از آن او نخواهدبود، هنگامی که به زن برادر خود درآمد، بر زمین انزال کرد، تا نسلی برای برادر خود ندهد. bible_en_fa And Judah said unto Onan, Go in unto thy brother's wife, and marry her, and raise up seed to thy brother. و این کار او در نظر خداوند ناپسند آمد، پس او را نیزبمیراند. bible_en_fa And Onan knew that the seed should not be his; and it came to pass, when he went in unto his brother's wife, that he spilled it on the ground, lest that he should give seed to his brother. و یهودا به عروس خود، تامار گفت: «در خانه پدرت بیوه بنشین تا پسرم شیله بزرگ شود.» زیرا گفت: «مبادا او نیز مثل برادرانش بمیرد.» پس تامار رفته، در خانه پدر خود ماند. bible_en_fa And the thing which he did displeased the LORD: wherefore he slew him also. و چون روزها سپری شد، دختر شوعه زن یهودا مرد. و یهودا بعد از تعزیت او با دوست خود حیره عدلامی، نزد پشم‌چینان گله خود، به تمنه آمد. bible_en_fa Then said Judah to Tamar his daughter in law, Remain a widow at thy father's house, till Shelah my son be grown: for he said, Lest peradventure he die also, as his brethren did. And Tamar went and dwelt in her father's house. و به تامار خبر داده، گفتند: «اینک پدرشوهرت برای چیدن پشم گله خویش، به تمنه می‌آید.» bible_en_fa And in process of time the daughter of Shuah Judah's wife died; and Judah was comforted, and went up unto his sheepshearers to Timnath, he and his friend Hirah the Adullamite. پس رخت بیوگی را از خویشتن بیرون کرده، برقعی به رو کشیده، خود را درچادری پوشید، و به دروازه عینایم که در راه تمنه است، بنشست. زیرا که دید شیله بزرگ شده است، و او را به وی به زنی ندادند. bible_en_fa And it was told Tamar, saying, Behold thy father in law goeth up to Timnath to shear his sheep. چون یهودااو را بدید، وی را فاحشه پنداشت، زیرا که روی خود را پوشیده بود. bible_en_fa And she put her widow's garments off from her, and covered her with a vail, and wrapped herself, and sat in an open place, which is by the way to Timnath; for she saw that Shelah was grown, and she was not given unto him to wife. پس از راه به سوی او میل کرده، گفت: «بیا تابه تو درآیم.» زیرا ندانست که عروس اوست. گفت: «مرا چه می‌دهی تا به من درآیی.» bible_en_fa When Judah saw her, he thought her to be an harlot; because she had covered her face. گفت: «بزغاله‌ای از گله می‌فرستم.» گفت: «آیا گرومی دهی تا بفرستی.» bible_en_fa And he turned unto her by the way, and said, Go to, I pray thee, let me come in unto thee; (for he knew not that she was his daughter in law.) And she said, What wilt thou give me, that thou mayest come in unto me? گفت: «تو را چه گرودهم.» گفت: «مهر و زنار خود را و عصایی که دردست داری.» پس به وی داد، و بدو درآمد، و او ازوی آبستن شد. bible_en_fa And he said, I will send thee a kid from the flock. And she said, Wilt thou give me a pledge, till thou send it? و برخاسته، برفت. و برقع را ازخود برداشته، رخت بیوگی پوشید. bible_en_fa And he said, What pledge shall I give thee? And she said, Thy signet, and thy bracelets, and thy staff that is in thine hand. And he gave it her, and came in unto her, and she conceived by him. و یهودا بزغاله را به‌دست دوست عدلامی خود فرستاد، تا گرو را از دست آن زن بگیرد، امااو را نیافت. bible_en_fa And she arose, and went away, and laid by her vail from her, and put on the garments of her widowhood. و از مردمان آن مکان پرسیده، گفت: «آن فاحشه‌ای که سر راه عینایم نشسته بود، کجاست؟» گفتند: «فاحشه‌ای در اینجا نبود.» bible_en_fa And Judah sent the kid by the hand of his friend the Adullamite, to receive his pledge from the woman's hand: but he found her not. پس نزد یهودا برگشته، گفت: «او را نیافتم، ومردمان آن مکان نیز می‌گویند که فاحشه‌ای دراینجا نبود.» bible_en_fa Then he asked the men of that place, saying, Where is the harlot, that was openly by the way side? And they said, There was no harlot in this place. یهودا گفت: «بگذار برای خودنگاه دارد، مبادا رسوا شویم. اینک بزغاله رافرستادم و تو او را نیافتی.» bible_en_fa And he returned to Judah, and said, I cannot find her; and also the men of the place said, that there was no harlot in this place. و بعد از سه ماه یهودا را خبر داده، گفتند: «عروس تو تامار، زناکرده است و اینک از زنا نیز آبستن شده.» پس یهودا گفت: «وی را بیرون آرید تا سوخته شود!» bible_en_fa And Judah said, Let her take it to her, lest we be shamed: behold, I sent this kid, and thou hast not found her. چون او را بیرون می‌آوردند نزد پدر شوهر خود فرستاده، گفت: «از مالک این چیزها آبستن شده‌ام، و گفت: «تشخیص کن که این مهر و زنار وعصا از آن کیست.» bible_en_fa And it came to pass about three months after, that it was told Judah, saying, Tamar thy daughter in law hath played the harlot; and also, behold, she is with child by whoredom. And Judah said, Bring her forth, and let her be burnt. و یهودا آنها را شناخت، وگفت: «او از من بی‌گناه تر است، زیرا که او را به پسر خود شیله ندادم. و بعد او را دیگر نشناخت. bible_en_fa When she was brought forth, she sent to her father in law, saying, By the man, whose these are, am I with child: and she said, Discern, I pray thee, whose are these, the signet, and bracelets, and staff. و چون وقت وضع حملش رسید، اینک توامان در رحمش بودند. bible_en_fa And Judah acknowledged them, and said, She hath been more righteous than I; because that I gave her not to Shelah my son. And he knew her again no more. و چون می‌زایید، یکی دست خود را بیرون آورد که در حال قابله ریسمانی قرمز گرفته، بر دستش بست و گفت: «این اول بیرون آمد.» bible_en_fa And it came to pass in the time of her travail, that, behold, twins were in her womb. و دست خود را بازکشید. و اینک برادرش بیرون آمد و قابله گفت: «چگونه شکافتی، این شکاف بر تو باد.» پس او را فارص نام نهاد.بعد از آن برادرش که ریسمان قرمز را بردست داشت بیرون آمد، و او را زارح نامید. bible_en_fa And it came to pass, when she travailed, that the one put out his hand: and the midwife took and bound upon his hand a scarlet thread, saying, This came out first, بعد از آن برادرش که ریسمان قرمز را بردست داشت بیرون آمد، و او را زارح نامید. bible_en_fa And it came to pass, as he drew back his hand, that, behold, his brother came out: and she said, How hast thou broken forth? this breach be upon thee: therefore his name was called Pharez. اما یوسف را به مصر بردند، و مردی مصری، فوطیفار نام که خواجه و سردارافواج خاصه فرعون بود، وی را از دست اسماعیلیانی که او را بدانجا برده بودند، خرید. bible_en_fa And afterward came out his brother, that had the scarlet thread upon his hand: and his name was called Zarah. وخداوند با یوسف می‌بود، و او مردی کامیاب شد، و در خانه آقای مصری خود ماند. bible_en_fa And Joseph was brought down to Egypt; and Potiphar, an officer of Pharaoh, captain of the guard, an Egyptian, bought him of the hands of the Ishmeelites, which had brought him down thither. و آقایش دیدکه خداوند با وی می‌باشد، و هر‌آنچه او می‌کند، خداوند در دستش راست می‌آورد. bible_en_fa And the LORD was with Joseph, and he was a prosperous man; and he was in the house of his master the Egyptian. پس یوسف در نظر وی التفات یافت، و او را خدمت می‌کرد، واو را به خانه خود برگماشت و تمام مایملک خویش را بدست وی سپرد. bible_en_fa And his master saw that the LORD was with him, and that the LORD made all that he did to prosper in his hand. و واقع شد بعد ازآنکه او را بر خانه و تمام مایملک خود گماشته بود، که خداوند خانه آن مصری را بسبب یوسف برکت داد، و برکت خداوند بر همه اموالش، چه در خانه و چه در صحرا بود. bible_en_fa And Joseph found grace in his sight, and he served him: and he made him overseer over his house, and all that he had he put into his hand. و آنچه داشت به‌دست یوسف واگذاشت، و از آنچه با وی بود، خبر نداشت جز نانی که می‌خورد. و یوسف خوش اندام و نیک منظر بود. bible_en_fa And it came to pass from the time that he had made him overseer in his house, and over all that he had, that the LORD blessed the Egyptian's house for Joseph's sake; and the blessing of the LORD was upon all that he had in the house, and in the field. و بعد از این امور واقع شد که زن آقایش بریوسف نظر انداخته، گفت: «با من همخواب شو.» bible_en_fa And he left all that he had in Joseph's hand; and he knew not ought he had, save the bread which he did eat. And Joseph was a goodly person, and well favoured. اما او ابا نموده، به زن آقای خود گفت: «اینک آقایم از آنچه نزد من در خانه است، خبر ندارد، وآنچه دارد، به‌دست من سپرده است. bible_en_fa And it came to pass after these things, that his master's wife cast her eyes upon Joseph; and she said, Lie with me. بزرگتری ازمن در این خانه نیست و چیزی از من دریغ نداشته، جز تو، چون زوجه او می‌باشی؛ پس چگونه مرتکب این شرارت بزرگ بشوم و به خدا خطاورزم؟» bible_en_fa But he refused, and said unto his master's wife, Behold, my master wotteth not what is with me in the house, and he hath committed all that he hath to my hand; و اگرچه هر روزه به یوسف سخن می‌گفت، به وی گوش نمی گرفت که با او بخوابد یانزد وی بماند. bible_en_fa There is none greater in this house than I; neither hath he kept back any thing from me but thee, because thou art his wife: how then can I do this great wickedness, and sin against God? و روزی واقع شد که به خانه درآمد، تا به شغل خود پردازد و از اهل خانه کسی آنجا درخانه نبود. bible_en_fa And it came to pass, as she spake to Joseph day by day, that he hearkened not unto her, to lie by her, or to be with her. پس جامه او را گرفته، گفت: «با من بخواب.» اما او جامه خود را به‌دستش رها کرده، گریخت و بیرون رفت. bible_en_fa And it came to pass about this time, that Joseph went into the house to do his business; and there was none of the men of the house there within. و چون او دید که رخت خود را به‌دست وی ترک کرد و از خانه گریخت، bible_en_fa And she caught him by his garment, saying, Lie with me: and he left his garment in her hand, and fled, and got him out. مردان خانه راصدا زد، و بدیشان بیان کرده، گفت: «بنگرید، مردعبرانی را نزد ما آورد تا ما را مسخره کند، و نزدمن آمد تا با من بخوابد، و به آواز بلند فریاد کردم، bible_en_fa And it came to pass, when she saw that he had left his garment in her hand, and was fled forth, و چون شنید که به آواز بلند فریاد برآوردم، جامه خود را نزد من واگذارده، فرار کرد و بیرون رفت.» bible_en_fa That she called unto the men of her house, and spake unto them, saying, See, he hath brought in an Hebrew unto us to mock us; he came in unto me to lie with me, and I cried with a loud voice: پس جامه او را نزد خود نگاه داشت، تاآقایش به خانه آمد. bible_en_fa And it came to pass, when he heard that I lifted up my voice and cried, that he left his garment with me, and fled, and got him out. و به وی بدین مضمون ذکر کرده، گفت: «آن غلام عبرانی که برای ماآورده‌ای، نزد من آمد تا مرا مسخره کند، bible_en_fa And she laid up his garment by her, until his lord came home. وچون به آواز بلند فریاد برآوردم، جامه خود راپیش من رها کرده، بیرون گریخت.» bible_en_fa And she spake unto him according to these words, saying, The Hebrew servant, which thou hast brought unto us, came in unto me to mock me: پس چون آقایش سخن زن خود را شنید که به وی بیان کرده، گفت: «غلامت به من چنین کرده است، » خشم او افروخته شد. bible_en_fa And it came to pass, as I lifted up my voice and cried, that he left his garment with me, and fled out. و آقای یوسف، او را گرفته، در زندان خانه‌ای که اسیران پادشاه بسته بودند، انداخت و آنجا در زندان ماند. bible_en_fa And it came to pass, when his master heard the words of his wife, which she spake unto him, saying, After this manner did thy servant to me; that his wrath was kindled. اماخداوند با یوسف می‌بود و بر وی احسان می‌فرمود، و او را در نظر داروغه زندان حرمت داد. bible_en_fa And Joseph's master took him, and put him into the prison, a place where the king's prisoners were bound: and he was there in the prison. و داروغه زندان همه زندانیان را که درزندان بودند، به‌دست یوسف سپرد. و آنچه درآنجا می‌کردند، او کننده آن بود.و داروغه زندان بدانچه در دست وی بود، نگاه نمی کرد، زیرا خداوند با وی می‌بود و آنچه را که او می‌کرد، خداوند راست می‌آورد. bible_en_fa But the LORD was with Joseph, and shewed him mercy, and gave him favour in the sight of the keeper of the prison. و داروغه زندان بدانچه در دست وی بود، نگاه نمی کرد، زیرا خداوند با وی می‌بود و آنچه را که او می‌کرد، خداوند راست می‌آورد. bible_en_fa And the keeper of the prison committed to Joseph's hand all the prisoners that were in the prison; and whatsoever they did there, he was the doer of it. و بعد از این امور، واقع شد که ساقی و خباز پادشاه مصر، به آقای خویش، پادشاه مصر خطا کردند. bible_en_fa The keeper of the prison looked not to any thing that was under his hand; because the LORD was with him, and that which he did, the LORD made it to prosper. و فرعون به دو خواجه خود، یعنی سردار ساقیان و سردار خبازان غضب نمود. bible_en_fa And it came to pass after these things, that the butler of the king of Egypt and his baker had offended their lord the king of Egypt. و ایشان را در زندان رئیس افواج خاصه، یعنی زندانی که یوسف در آنجا محبوس بود، انداخت. bible_en_fa And Pharaoh was wroth against two of his officers, against the chief of the butlers, and against the chief of the bakers. و سردار افواج خاصه، یوسف را برایشان گماشت، و ایشان را خدمت می‌کرد، ومدتی در زندان ماندند. bible_en_fa And he put them in ward in the house of the captain of the guard, into the prison, the place where Joseph was bound. و هر دو در یک شب خوابی دیدند، هر کدام خواب خود را. هر کدام موافق تعبیر خود، یعنی ساقی و خباز پادشاه مصر که در زندان محبوس بودند. bible_en_fa And the captain of the guard charged Joseph with them, and he served them: and they continued a season in ward. بامدادان چون یوسف نزد ایشان آمد، دید که اینک ملول هستند. bible_en_fa And they dreamed a dream both of them, each man his dream in one night, each man according to the interpretation of his dream, the butler and the baker of the king of Egypt, which were bound in the prison. پس، از خواجه های فرعون، که با وی در زندان آقای او بودند، پرسیده، گفت: «امروز چرا روی شما غمگین است؟» bible_en_fa And Joseph came in unto them in the morning, and looked upon them, and, behold, they were sad. به وی گفتند: «خوابی دیده‌ایم و کسی نیست که آن را تعبیر کند.» یوسف بدیشان گفت: «آیا تعبیرها از آن خدانیست؟ آن را به من بازگویید.» bible_en_fa And he asked Pharaoh's officers that were with him in the ward of his lord's house, saying, Wherefore look ye so sadly to day? آنگاه رئیس ساقیان، خواب خود را به یوسف بیان کرده، گفت: «در خواب من، اینک تاکی پیش روی من بود. bible_en_fa And they said unto him, We have dreamed a dream, and there is no interpreter of it. And Joseph said unto them, Do not interpretations belong to God? tell me them, I pray you. و در تاک سه شاخه بود و آن بشکفت، و گل آورد و خوشه هایش انگور رسیده داد. bible_en_fa And the chief butler told his dream to Joseph, and said to him, In my dream, behold, a vine was before me; و جام فرعون در دست من بود. و انگورها را چیده، در جام فرعون فشردم، وجام را به‌دست فرعون دادم.» bible_en_fa And in the vine were three branches: and it was as though it budded, and her blossoms shot forth; and the clusters thereof brought forth ripe grapes: یوسف به وی گفت: «تعبیرش اینست، سه شاخه سه روز است. bible_en_fa And Pharaoh's cup was in my hand: and I took the grapes, and pressed them into Pharaoh's cup, and I gave the cup into Pharaoh's hand. بعد از سه روز، فرعون سر تو را برافرازد و به منصبت بازگمارد، و جام فرعون را به‌دست وی دهی به رسم سابق، که ساقی او بودی. bible_en_fa And Joseph said unto him, This is the interpretation of it: The three branches are three days: و هنگامی که برای تو نیکوشود، مرا یاد کن و به من احسان نموده، احوال مرانزد فرعون مذکور ساز، و مرا از این خانه بیرون آور، bible_en_fa Yet within three days shall Pharaoh lift up thine head, and restore thee unto thy place: and thou shalt deliver Pharaoh's cup into his hand, after the former manner when thou wast his butler. زیرا که فی الواقع از زمین عبرانیان دزدیده شده‌ام، و اینجا نیز کاری نکرده‌ام که مرا درسیاه چال افکنند.» bible_en_fa But think on me when it shall be well with thee, and shew kindness, I pray thee, unto me, and make mention of me unto Pharaoh, and bring me out of this house: اما چون رئیس خبازان دید که تعبیر، نیکوبود، به یوسف گفت: «من نیز خوابی دیده‌ام، که اینک سه سبد نان سفید بر سر من است، bible_en_fa For indeed I was stolen away out of the land of the Hebrews: and here also have I done nothing that they should put me into the dungeon. و درسبد زبرین هر قسم طعام برای فرعون از پیشه خباز می‌باشد و مرغان، آن را از سبدی که بر سر من است، می‌خورند.» bible_en_fa When the chief baker saw that the interpretation was good, he said unto Joseph, I also was in my dream, and, behold, I had three white baskets on my head: یوسف در جواب گفت: «تعبیرش این است، سه سبد سه روز می‌باشد. bible_en_fa And in the uppermost basket there was of all manner of bakemeats for Pharaoh; and the birds did eat them out of the basket upon my head. و بعد از سه روز فرعون سر تو را از تو بردارد وتو را بر دار بیاویزد، و مرغان، گوشتت را از توبخورند.» bible_en_fa And Joseph answered and said, This is the interpretation thereof: The three baskets are three days: پس در روز سوم که یوم میلاد فرعون بود، ضیافتی برای همه خدام خود ساخت، و سررئیس ساقیان و سر رئیس خبازان را در میان نوکران خود برافراشت. bible_en_fa Yet within three days shall Pharaoh lift up thy head from off thee, and shall hang thee on a tree; and the birds shall eat thy flesh from off thee. اما رئیس ساقیان را به ساقی گریش باز آورد، و جام را به‌دست فرعون داد. bible_en_fa And it came to pass the third day, which was Pharaoh's birthday, that he made a feast unto all his servants: and he lifted up the head of the chief butler and of the chief baker among his servants. و اما رئیس خبازان را به دار کشید، چنانکه یوسف برای ایشان تعبیر کرده بود.لیکن رئیس ساقیان، یوسف را به یاد نیاورد، بلکه او رافراموش کرد. bible_en_fa And he restored the chief butler unto his butlership again; and he gave the cup into Pharaoh's hand: لیکن رئیس ساقیان، یوسف را به یاد نیاورد، بلکه او رافراموش کرد. bible_en_fa But he hanged the chief baker: as Joseph had interpreted to them. و واقع شد، چون دو سال سپری شد، که فرعون خوابی دید که اینک بر کنارنهر ایستاده است. bible_en_fa Yet did not the chief butler remember Joseph, but forgat him. که ناگاه از نهر، هفت گاوخوب صورت و فربه گوشت برآمده، بر مرغزارمی چریدند. bible_en_fa And it came to pass at the end of two full years, that Pharaoh dreamed: and, behold, he stood by the river. و اینک هفت گاو دیگر، بد صورت و لاغر گوشت، در عقب آنها از نهر برآمده، به پهلوی آن گاوان اول به کنار نهر ایستادند. bible_en_fa And, behold, there came up out of the river seven well favoured kine and fatfleshed; and they fed in a meadow. و این گاوان زشت صورت و لاغر گوشت، آن هفت گاوخوب صورت و فربه را فرو بردند. و فرعون بیدارشد. bible_en_fa And, behold, seven other kine came up after them out of the river, ill favoured and leanfleshed; and stood by the other kine upon the brink of the river. و باز بخسبید و دیگر باره خوابی دید، که اینک هفت سنبله پر و نیکو بر یک ساق برمی آید. bible_en_fa And the ill favoured and leanfleshed kine did eat up the seven well favoured and fat kine. So Pharaoh awoke. و اینک هفت سنبله لاغر، از باد شرقی پژمرده، بعد از آنها می‌روید. bible_en_fa And he slept and dreamed the second time: and, behold, seven ears of corn came up upon one stalk, rank and good. و سنبله های لاغر، آن هفت سنبله فربه و پر را فرو بردند، و فرعون بیدار شده، دید که اینک خوابی است. bible_en_fa And, behold, seven thin ears and blasted with the east wind sprung up after them. صبحگاهان دلش مضطرب شده، فرستاد و همه جادوگران و جمیع حکیمان مصر را خواند، و فرعون خوابهای خودرا بدیشان باز‌گفت. اما کسی نبود که آنها را برای فرعون تعبیر کند. bible_en_fa And the seven thin ears devoured the seven rank and full ears. And Pharaoh awoke, and, behold, it was a dream. آنگاه رئیس ساقیان به فرعون عرض کرده، گفت: «امروز خطایای من بخاطرم آمد. bible_en_fa And it came to pass in the morning that his spirit was troubled; and he sent and called for all the magicians of Egypt, and all the wise men thereof: and Pharaoh told them his dream; but there was none that could interpret them unto Pharaoh. فرعون بر غلامان خود غضب نموده، مرا با رئیس خبازان در زندان سردار افواج خاصه، حبس فرمود. bible_en_fa Then spake the chief butler unto Pharaoh, saying, I do remember my faults this day: ومن و او در یک شب، خوابی دیدیم، هر یک موافق تعبیر خواب خود، خواب دیدیم. bible_en_fa Pharaoh was wroth with his servants, and put me in ward in the captain of the guard's house, both me and the chief baker: و جوانی عبرانی در آنجا با ما بود، غلام سردار افواج خاصه. و خوابهای خود را نزد او بیان کردیم و اوخوابهای ما را برای ما تعبیر کرد، هر یک را موافق خوابش تعبیر کرد. bible_en_fa And we dreamed a dream in one night, I and he; we dreamed each man according to the interpretation of his dream. و به عینه موافق تعبیری که برای ما کرد، واقع شد. مرا به منصبم بازآورد، و اورا به دار کشید.» bible_en_fa And there was there with us a young man, an Hebrew, servant to the captain of the guard; and we told him, and he interpreted to us our dreams; to each man according to his dream he did interpret. آنگاه فرعون فرستاده، یوسف را خواند، واو را به زودی از زندان بیرون آوردند. و صورت خود را تراشیده، رخت خود را عوض کرد، و به حضور فرعون آمد. bible_en_fa And it came to pass, as he interpreted to us, so it was; me he restored unto mine office, and him he hanged. فرعون به یوسف گفت: «خوابی دیده‌ام و کسی نیست که آن را تعبیر کند، و درباره تو شنیدم که خواب می‌شنوی تا تعبیرش کنی.» bible_en_fa Then Pharaoh sent and called Joseph, and they brought him hastily out of the dungeon: and he shaved himself, and changed his raiment, and came in unto Pharaoh. یوسف فرعون را به پاسخ گفت: «از من نیست، خدا فرعون را به سلامتی جواب خواهدداد.» bible_en_fa And Pharaoh said unto Joseph, I have dreamed a dream, and there is none that can interpret it: and I have heard say of thee, that thou canst understand a dream to interpret it. و فرعون به یوسف گفت: «در خواب خوددیدم که اینک به کنار نهر ایستاده‌ام، bible_en_fa And Joseph answered Pharaoh, saying, It is not in me: God shall give Pharaoh an answer of peace. و ناگاه هفت گاو فربه گوشت و خوب صورت از نهر برآمده، بر مرغزار می‌چرند. bible_en_fa And Pharaoh said unto Joseph, In my dream, behold, I stood upon the bank of the river: و اینک هفت گاودیگر زبون و بسیار زشت صورت و لاغر گوشت، که در تمامی زمین مصر بدان زشتی ندیده بودم، در عقب آنها برمی آیند. bible_en_fa And, behold, there came up out of the river seven kine, fatfleshed and well favoured; and they fed in a meadow: و گاوان لاغر زشت، هفت گاو فربه اول را می‌خورند. bible_en_fa And, behold, seven other kine came up after them, poor and very ill favoured and leanfleshed, such as I never saw in all the land of Egypt for badness: و چون به شکم آنها فرو رفتند معلوم نشد که بدرون آنهاشدند، زیرا که صورت آنها مثل اول زشت ماند. پس بیدار شدم. bible_en_fa And the lean and the ill favoured kine did eat up the first seven fat kine: و باز خوابی دیدم که اینک هفت سنبله پر و نیکو بر یک ساق برمی آید. bible_en_fa And when they had eaten them up, it could not be known that they had eaten them; but they were still ill favoured, as at the beginning. So I awoke. واینک هفت سنبله خشک باریک و از باد شرقی پژمرده، بعد از آنها می‌روید. bible_en_fa And I saw in my dream, and, behold, seven ears came up in one stalk, full and good: و سنابل لاغر، آن هفت سنبله نیکو را فرو می‌برد. و جادوگران راگفتم، لیکن کسی نیست که برای من شرح کند.» bible_en_fa And, behold, seven ears, withered, thin, and blasted with the east wind, sprung up after them: یوسف به فرعون گفت: «خواب فرعون یکی است. خدا از آنچه خواهد کرد، فرعون راخبر داده است. bible_en_fa And the thin ears devoured the seven good ears: and I told this unto the magicians; but there was none that could declare it to me. هفت گاو نیکو هفت سال باشدو هفت سنبله نیکو هفت سال. همانا خواب یکی است. bible_en_fa And Joseph said unto Pharaoh, The dream of Pharaoh is one: God hath shewed Pharaoh what he is about to do. و هفت گاو لاغر زشت، که در عقب آنهابرآمدند، هفت سال باشد. و هفت سنبله خالی ازباد شرقی پژمرده، هفت سال قحط می‌باشد. bible_en_fa The seven good kine are seven years; and the seven good ears are seven years: the dream is one. سخنی که به فرعون گفتم، این است: آنچه خدامی کند به فرعون ظاهر ساخته است. bible_en_fa And the seven thin and ill favoured kine that came up after them are seven years; and the seven empty ears blasted with the east wind shall be seven years of famine. هماناهفت سال فراوانی بسیار، در تمامی زمین مصرمی آید. bible_en_fa This is the thing which I have spoken unto Pharaoh: What God is about to do he sheweth unto Pharaoh. و بعد از آن، هفت سال قحط پدیدآید. و تمامی فراوانی در زمین مصر فراموش شود. و قحط، زمین را تباه خواهد ساخت. bible_en_fa Behold, there come seven years of great plenty throughout all the land of Egypt: وفراوانی در زمین معلوم نشود بسبب قحطی که بعداز آن آید، زیرا که به غایت سخت خواهد بود. bible_en_fa And there shall arise after them seven years of famine; and all the plenty shall be forgotten in the land of Egypt; and the famine shall consume the land; و چون خواب به فرعون دو مرتبه مکرر شد، این است که این حادثه از جانب خدا مقرر شده، و خدا آن را به زودی پدید خواهد آورد. bible_en_fa And the plenty shall not be known in the land by reason of that famine following; for it shall be very grievous. پس اکنون فرعون می‌باید مردی بصیر و حکیم را پیدانموده، و او را بر زمین مصر بگمارد. bible_en_fa And for that the dream was doubled unto Pharaoh twice; it is because the thing is established by God, and God will shortly bring it to pass. فرعون چنین بکند، و ناظران بر زمین برگمارد، و در هفت سال فراوانی، خمس از زمین مصر بگیرد. bible_en_fa Now therefore let Pharaoh look out a man discreet and wise, and set him over the land of Egypt. وهمه ماکولات این سالهای نیکو را که می‌آیدجمع کنند، و غله را زیر دست فرعون ذخیره نمایند، و خوراک در شهرها نگاه دارند. bible_en_fa Let Pharaoh do this, and let him appoint officers over the land, and take up the fifth part of the land of Egypt in the seven plenteous years. تاخوراک برای زمین، به جهت هفت سال قحطی که در زمین مصر خواهد بود ذخیره شود، مبادا زمین از قحط تباه گردد.» bible_en_fa And let them gather all the food of those good years that come, and lay up corn under the hand of Pharaoh, and let them keep food in the cities. پس این سخن بنظر فرعون و بنظر همه بندگانش پسند آمد. bible_en_fa And that food shall be for store to the land against the seven years of famine, which shall be in the land of Egypt; that the land perish not through the famine. و فرعون به بندگان خودگفت: «آیا کسی را مثل این توانیم یافت، مردی که روح خدا در وی است؟» bible_en_fa And the thing was good in the eyes of Pharaoh, and in the eyes of all his servants. و فرعون به یوسف گفت: «چونکه خدا کل این امور را بر تو کشف کرده است، کسی مانند تو بصیر و حکیم نیست. bible_en_fa And Pharaoh said unto his servants, Can we find such a one as this is, a man in whom the Spirit of God is? تو بر خانه من باش، و به فرمان تو، تمام قوم من منتظم شوند، جز اینکه بر تخت از تو بزرگترباشم.» bible_en_fa And Pharaoh said unto Joseph, Forasmuch as God hath shewed thee all this, there is none so discreet and wise as thou art: و فرعون به یوسف گفت: «بدانکه تو را برتمامی زمین مصر گماشتم.» bible_en_fa Thou shalt be over my house, and according unto thy word shall all my people be ruled: only in the throne will I be greater than thou. و فرعون انگشترخود را از دست خویش بیرون کرده، آن را بردست یوسف گذاشت، و او را به کتان نازک آراسته کرد، و طوقی زرین بر گردنش انداخت. bible_en_fa And Pharaoh said unto Joseph, See, I have set thee over all the land of Egypt. و او را بر عرابه دومین خود سوار کرد، و پیش رویش ندا می‌کردند که «زانو زنید!» پس او را برتمامی زمین مصر برگماشت. bible_en_fa And Pharaoh took off his ring from his hand, and put it upon Joseph's hand, and arrayed him in vestures of fine linen, and put a gold chain about his neck; و فرعون به یوسف گفت: «من فرعون هستم، و بدون توهیچکس دست یا پای خود را در کل ارض مصربلند نکند.» bible_en_fa And he made him to ride in the second chariot which he had; and they cried before him, Bow the knee: and he made him ruler over all the land of Egypt. و فرعون یوسف را صفنات فعنیح نامید، و اسنات، دختر فوطی فارع، کاهن اون رابدو به زنی داد، و یوسف بر زمین مصر بیرون رفت. bible_en_fa And Pharaoh said unto Joseph, I am Pharaoh, and without thee shall no man lift up his hand or foot in all the land of Egypt. و یوسف سی ساله بود وقتی که به حضورفرعون، پادشاه مصر بایستاد، و یوسف از حضورفرعون بیرون شده، در تمامی زمین مصر گشت. bible_en_fa And Pharaoh called Joseph's name Zaphnath-paaneah; and he gave him to wife Asenath the daughter of Poti-pherah priest of On. And Joseph went out over all the land of Egypt. و در هفت سال فراوانی، زمین محصول خود رابه کثرت آورد. bible_en_fa And Joseph was thirty years old when he stood before Pharaoh king of Egypt. And Joseph went out from the presence of Pharaoh, and went throughout all the land of Egypt. پس تمامی ماکولات آن هفت سال را که در زمین مصر بود، جمع کرد، و خوراک را در شهرها ذخیره نمود، و خوراک مزارع حوالی هر شهر را در آن گذاشت. bible_en_fa And in the seven plenteous years the earth brought forth by handfuls. و یوسف غله بیکران بسیار، مثل ریگ دریا ذخیره کرد، تا آنکه ازحساب بازماند، زیرا که از حساب زیاده بود. bible_en_fa And he gathered up all the food of the seven years, which were in the land of Egypt, and laid up the food in the cities: the food of the field, which was round about every city, laid he up in the same. وقبل از وقوع سالهای قحط، دو پسر برای یوسف زاییده شد، که اسنات، دختر فوطی فارع، کاهن اون برایش بزاد. bible_en_fa And Joseph gathered corn as the sand of the sea, very much, until he left numbering; for it was without number. و یوسف نخست زاده خود رامنسی نام نهاد، زیرا گفت: «خدا مرا از تمامی مشقتم و تمامی خانه پدرم فراموشی داد.» bible_en_fa And unto Joseph were born two sons before the years of famine came, which Asenath the daughter of Poti-pherah priest of On bare unto him. ودومین را افرایم نامید، زیرا گفت: «خدا مرا درزمین مذلتم بارآور گردانید.» bible_en_fa And Joseph called the name of the firstborn Manasseh: For God, said he, hath made me forget all my toil, and all my father's house. و هفت سال فراوانی که در زمین مصر بود، سپری شد. bible_en_fa And the name of the second called he Ephraim: For God hath caused me to be fruitful in the land of my affliction. و هفت سال قحط، آمدن گرفت، چنانکه یوسف گفته بود. و قحط در همه زمینهاپدید شد، لیکن در تمامی زمین مصر نان بود. bible_en_fa And the seven years of plenteousness, that was in the land of Egypt, were ended. وچون تمامی زمین مصر مبتلای قحط شد، قوم برای نان نزد فرعون فریاد برآوردند. و فرعون به همه مصریان گفت: «نزد یوسف بروید و آنچه او به شما گوید، بکنید.» bible_en_fa And the seven years of dearth began to come, according as Joseph had said: and the dearth was in all lands; but in all the land of Egypt there was bread. پس قحط، تمامی روی زمین را فروگرفت، و یوسف همه انبارها را بازکرده، به مصریان می‌فروخت، و قحط در زمین مصر سخت شد.و همه زمینها به جهت خریدغله نزد یوسف به مصر آمدند، زیرا قحط برتمامی زمین سخت شد. bible_en_fa And when all the land of Egypt was famished, the people cried to Pharaoh for bread: and Pharaoh said unto all the Egyptians, Go unto Joseph; what he saith to you, do. و همه زمینها به جهت خریدغله نزد یوسف به مصر آمدند، زیرا قحط برتمامی زمین سخت شد. bible_en_fa And the famine was over all the face of the earth: and Joseph opened all the storehouses, and sold unto the Egyptians; and the famine waxed sore in the land of Egypt. و اما یعقوب چون دید که غله درمصر است، پس یعقوب به پسران خودگفت: «چرا به یکدیگر می‌نگرید؟» bible_en_fa And all countries came into Egypt to Joseph for to buy corn; because that the famine was so sore in all lands. و گفت: «اینک شنیده‌ام که غله در مصر است، بدانجابروید و برای ما از آنجا بخرید، تا زیست کنیم ونمیریم.» bible_en_fa Now when Jacob saw that there was corn in Egypt, Jacob said unto his sons, Why do ye look one upon another? پس ده برادر یوسف برای خریدن غله به مصر فرود آمدند. bible_en_fa And he said, Behold, I have heard that there is corn in Egypt: get you down thither, and buy for us from thence; that we may live, and not die. و اما بنیامین، برادر یوسف رایعقوب با برادرانش نفرستاد، زیرا گفت مبادازیانی بدو رسد. bible_en_fa And Joseph's ten brethren went down to buy corn in Egypt. پس بنی‌اسرائیل در میان آنانی که می‌آمدند، به جهت خرید آمدند، زیرا که قحطدر زمین کنعان بود. bible_en_fa But Benjamin, Joseph's brother, Jacob sent not with his brethren; for he said, Lest peradventure mischief befall him. و یوسف حاکم ولایت بود، و خود به همه اهل زمین غله می‌فروخت. و برادران یوسف آمده، رو به زمین نهاده، او را سجده کردند. bible_en_fa And the sons of Israel came to buy corn among those that came: for the famine was in the land of Canaan. چون یوسف برادران خود را دید، ایشان را بشناخت، وخود را بدیشان بیگانه نموده، آنها را به درشتی، سخن گفت و از ایشان پرسید: «از کجا آمده‌اید؟» گفتند: «از زمین کنعان تا خوراک بخریم.» bible_en_fa And Joseph was the governor over the land, and he it was that sold to all the people of the land: and Joseph's brethren came, and bowed down themselves before him with their faces to the earth. و یوسف برادران خود را شناخت، لیکن ایشان او را نشناختند. bible_en_fa And Joseph saw his brethren, and he knew them, but made himself strange unto them, and spake roughly unto them; and he said unto them, Whence come ye? And they said, From the land of Canaan to buy food. و یوسف خوابها را که درباره ایشان دیده بود، بیاد آورد. پس بدیشان گفت: «شما جاسوسانید، و به جهت دیدن عریانی زمین آمده‌اید.» bible_en_fa And Joseph knew his brethren, but they knew not him. بدو گفتند: «نه، یا سیدی! بلکه غلامانت به جهت خریدن خوراک آمده‌اند. bible_en_fa And Joseph remembered the dreams which he dreamed of them, and said unto them, Ye are spies; to see the nakedness of the land ye are come. ماهمه پسران یک شخص هستیم. ما مردمان صادقیم؛ غلامانت، جاسوس نیستند.» bible_en_fa And they said unto him, Nay, my lord, but to buy food are thy servants come. بدیشان گفت: «نه، بلکه به جهت دیدن عریانی زمین آمده‌اید.» bible_en_fa We are all one man's sons; we are true men, thy servants are no spies. گفتند: «غلامانت دوازده برادرند، پسران یک مرد در زمین کنعان. و اینک کوچکتر، امروز نزد پدر ماست، و یکی نایاب شده است.» bible_en_fa And he said unto them, Nay, but to see the nakedness of the land ye are come. یوسف بدیشان گفت: «همین است آنچه به شما گفتم که جاسوسانید! bible_en_fa And they said, Thy servants are twelve brethren, the sons of one man in the land of Canaan; and, behold, the youngest is this day with our father, and one is not. بدینطور آزموده می‌شوید: به حیات فرعون از اینجا بیرون نخواهید رفت، جز اینکه برادر کهتر شما در اینجابیاید. bible_en_fa And Joseph said unto them, That is it that I spake unto you, saying, Ye are spies: یک نفر از خودتان بفرستید، تا برادر شمارا بیاورد، و شما اسیر بمانید تا سخن شما آزموده شود که صدق با شماست یا نه، والا به حیات فرعون جاسوسانید!» bible_en_fa Hereby ye shall be proved: By the life of Pharaoh ye shall not go forth hence, except your youngest brother come hither. پس ایشان را با هم سه روز در زندان انداخت. bible_en_fa Send one of you, and let him fetch your brother, and ye shall be kept in prison, that your words may be proved, whether there be any truth in you: or else by the life of Pharaoh surely ye are spies. و روز سوم یوسف بدیشان گفت: «این رابکنید و زنده باشید، زیرا من از خدا می‌ترسم: bible_en_fa And he put them all together into ward three days. هر گاه شما صادق هستید، یک برادر از شما درزندان شما اسیر باشد، و شما رفته، غله برای گرسنگی خانه های خود ببرید. bible_en_fa And Joseph said unto them the third day, This do, and live; for I fear God: و برادر کوچک خود را نزد من آرید، تا سخنان شما تصدیق شودو نمیرید.» پس چنین کردند. bible_en_fa If ye be true men, let one of your brethren be bound in the house of your prison: go ye, carry corn for the famine of your houses: و به یکدیگر گفتند: «هر آینه به برادر خودخطا کردیم، زیرا تنگی جان او را دیدیم وقتی که به ما استغاثه می‌کرد، و نشنیدیم. از این‌رو این تنگی بر ما رسید.» bible_en_fa But bring your youngest brother unto me; so shall your words be verified, and ye shall not die. And they did so. و روبین در جواب ایشان گفت: «آیا به شما نگفتم که به پسر خطا مورزید؟ bible_en_fa And they said one to another, We are verily guilty concerning our brother, in that we saw the anguish of his soul, when he besought us, and we would not hear; therefore is this distress come upon us. و ایشان ندانستند که یوسف می‌فهمد، زیرا که ترجمانی در میان ایشان بود. bible_en_fa And Reuben answered them, saying, Spake I not unto you, saying, Do not sin against the child; and ye would not hear? therefore, behold, also his blood is required. پس از ایشان کناره جسته، بگریست و نزدایشان برگشته، با ایشان گفتگو کرد، و شمعون را ازمیان ایشان گرفته، او را روبروی ایشان دربند نهاد. bible_en_fa And they knew not that Joseph understood them; for he spake unto them by an interpreter. و یوسف فرمود تا جوالهای ایشان را از غله پر سازند، و نقد ایشان را در عدل هر کس نهند، وزاد سفر بدیشان دهند، و به ایشان چنین کردند. bible_en_fa And he turned himself about from them, and wept; and returned to them again, and communed with them, and took from them Simeon, and bound him before their eyes. پس غله را بر حماران خود بار کرده، از آنجاروانه شدند. bible_en_fa Then Joseph commanded to fill their sacks with corn, and to restore every man's money into his sack, and to give them provision for the way: and thus did he unto them. و چون یکی، عدل خود را در منزل باز کرد، تا خوراک به الاغ دهد، نقد خود را دید که اینک در دهن عدل او بود. bible_en_fa And they laded their asses with the corn, and departed thence. و به برادران خود گفت: «نقد من رد شده است، و اینک در عدل من است. آنگاه دل ایشان طپیدن گرفت، و به یکدیگر لرزان شده، گفتند: «این چیست که خدا به ما کرده است.» bible_en_fa And as one of them opened his sack to give his ass provender in the inn, he espied his money; for, behold, it was in his sack's mouth. پس نزد پدر خود، یعقوب، به زمین کنعان آمدند، و از آنچه بدیشان واقع شده بود، خبرداده، گفتند: bible_en_fa And he said unto his brethren, My money is restored; and, lo, it is even in my sack: and their heart failed them, and they were afraid, saying one to another, What is this that God hath done unto us? «آن مرد که حاکم زمین است، با مابه سختی سخن گفت، و ما را جاسوسان زمین پنداشت. bible_en_fa And they came unto Jacob their father unto the land of Canaan, and told him all that befell unto them; saying, و بدو گفتیم ما صادقیم و جاسوس نی. bible_en_fa The man, who is the lord of the land, spake roughly to us, and took us for spies of the country. ما دوازده برادر، پسران پدر خود هستیم، یکی نایاب شده است، و کوچکتر، امروز نزد پدرما در زمین کنعان می‌باشد. bible_en_fa And we said unto him, We are true men; we are no spies: و آن مرد که حاکم زمین است، به ما گفت: از این خواهم فهمید که شما راستگو هستید که یکی از برادران خود را نزدمن گذارید، و برای گرسنگی خانه های خودگرفته، بروید. bible_en_fa We be twelve brethren, sons of our father; one is not, and the youngest is this day with our father in the land of Canaan. و برادر کوچک خود را نزد من آرید، و خواهم یافت که شما جاسوس نیستیدبلکه صادق. آنگاه برادر شما را به شما رد کنم، ودر زمین داد و ستد نمایید.» bible_en_fa And the man, the lord of the country, said unto us, Hereby shall I know that ye are true men; leave one of your brethren here with me, and take food for the famine of your households, and be gone: و واقع شد که چون عدلهای خود را خالی می‌کردند، اینک کیسه پول هر کس در عدلش بود. و چون ایشان و پدرشان، کیسه های پول را دیدند، بترسیدند. bible_en_fa And bring your youngest brother unto me: then shall I know that ye are no spies, but that ye are true men: so will I deliver you your brother, and ye shall traffick in the land. و پدر ایشان، یعقوب، بدیشان گفت: «مرا بی‌اولاد ساختید، یوسف نیست و شمعون نیست و بنیامین را می‌خواهید ببرید. این همه برمن است؟» bible_en_fa And it came to pass as they emptied their sacks, that, behold, every man's bundle of money was in his sack: and when both they and their father saw the bundles of money, they were afraid. روبین به پدر خود عرض کرده، گفت: «هر دو پسر مرا بکش، اگر او را نزد تو بازنیاورم. او را به‌دست من بسپار، و من او را نزد توباز خواهم آورد.»گفت: «پسرم با شما نخواهد آمد زیرا که برادرش مرده است، و او تنها باقی است. و هر گاه در راهی که می‌روید زیانی بدو رسد، همانامویهای سفید مرا با حزن به گور فرود خواهیدبرد.» bible_en_fa And Jacob their father said unto them, Me have ye bereaved of my children: Joseph is not, and Simeon is not, and ye will take Benjamin away: all these things are against me. گفت: «پسرم با شما نخواهد آمد زیرا که برادرش مرده است، و او تنها باقی است. و هر گاه در راهی که می‌روید زیانی بدو رسد، همانامویهای سفید مرا با حزن به گور فرود خواهیدبرد.» bible_en_fa And Reuben spake unto his father, saying, Slay my two sons, if I bring him not to thee: deliver him into my hand, and I will bring him to thee again. و قحط در زمین سخت بود. bible_en_fa And he said, My son shall not go down with you; for his brother is dead, and he is left alone: if mischief befall him by the way in the which ye go, then shall ye bring down my gray hairs with sorrow to the grave. و واقع شد چون غله‌ای را که از مصر آورده بودند، تمام خوردند، پدرشان بدیشان گفت: «برگردید و اندک خوراکی برای ما بخرید.» bible_en_fa And the famine was sore in the land. یهودا بدو متکلم شده، گفت: «آن مرد به ما تاکیدکرده، گفته است هرگاه برادر شما با شما نباشد، روی مرا نخواهید دید. bible_en_fa And it came to pass, when they had eaten up the corn which they had brought out of Egypt, their father said unto them, Go again, buy us a little food. اگر تو برادر ما را با مافرستی، می‌رویم و خوراک برایت می‌خریم. bible_en_fa And Judah spake unto him, saying, The man did solemnly protest unto us, saying, Ye shall not see my face, except your brother be with you. امااگر تو او را نفرستی، نمی رویم، زیرا که آن مرد مارا گفت، هر گاه برادر شما، با شما نباشد، روی مرانخواهید دید.» bible_en_fa If thou wilt send our brother with us, we will go down and buy thee food: اسرائیل گفت: «چرا به من بدی کرده، به آن مرد خبر دادید که برادر دیگر دارید؟» bible_en_fa But if thou wilt not send him, we will not go down: for the man said unto us, Ye shall not see my face, except your brother be with you. گفتند: «آن مرد احوال ما و خویشاوندان ما را به دقت پرسیده، گفت: "آیا پدر شما هنوز زنده است، وبرادر دیگر دارید؟" و او را بدین مضمون اطلاع دادیم، و چه می‌دانستیم که خواهد گفت: "برادرخود را نزد من آرید."» bible_en_fa And Israel said, Wherefore dealt ye so ill with me, as to tell the man whether ye had yet a brother? پس یهودا به پدر خود، اسرائیل گفت: «جوان را با من بفرست تا برخاسته، برویم وزیست کنیم و نمیریم، ما و تو و اطفال ما نیز. bible_en_fa And they said, The man asked us straitly of our state, and of our kindred, saying, Is your father yet alive? have ye another brother? and we told him according to the tenor of these words: could we certainly know that he would say, Bring your brother down? من ضامن او می‌باشم، او را از دست من بازخواست کن هر گاه او را نزد تو باز نیاوردم و به حضورت حاضر نساختم، تا به ابد در نظر تو مقصر باشم. bible_en_fa And Judah said unto Israel his father, Send the lad with me, and we will arise and go; that we may live, and not die, both we, and thou, and also our little ones. زیرا اگر تاخیر نمی نمودیم، هر آینه تا حال، مرتبه دوم را برگشته بودیم.» bible_en_fa I will be surety for him; of my hand shalt thou require him: if I bring him not unto thee, and set him before thee, then let me bear the blame for ever: پس پدر ایشان، اسرائیل، بدیشان گفت: «اگر چنین است، پس این را بکنید. از ثمرات نیکوی این زمین در ظروف خود بردارید، وارمغانی برای آن مرد ببرید، قدری بلسان و قدری عسل و کتیرا و لادن و پسته و بادام. bible_en_fa For except we had lingered, surely now we had returned this second time. و نقدمضاعف بدست خود گیرید، و آن نقدی که دردهنه عدلهای شما رد شده بود، به‌دست خود بازبرید، شاید سهوی شده باشد. bible_en_fa And their father Israel said unto them, If it must be so now, do this; take of the best fruits in the land in your vessels, and carry down the man a present, a little balm, and a little honey, spices, and myrrh, nuts, and almonds: و برادر خود رابرداشته، روانه شوید، و نزد آن مرد برگردید. bible_en_fa And take double money in your hand; and the money that was brought again in the mouth of your sacks, carry it again in your hand; peradventure it was an oversight: وخدای قادر مطلق شما را در نظر آن مرد مکرم دارد، تا برادر دیگر شما و بنیامین را همراه شمابفرستد، و من اگر بی‌اولاد شدم، بی‌اولاد شدم.» bible_en_fa Take also your brother, and arise, go again unto the man: پس آن مردان، ارمغان را برداشته، و نقدمضاعف را بدست گرفته، با بنیامین روانه شدند. وبه مصر فرود آمده، به حضور یوسف ایستادند. bible_en_fa And God Almighty give you mercy before the man, that he may send away your other brother, and Benjamin. If I be bereaved of my children, I am bereaved. اما یوسف، چون بنیامین را با ایشان دید، به ناظر خانه خود فرمود: «این اشخاص را به خانه ببر، و ذبح کرده، تدارک ببین، زیرا که ایشان وقت ظهر با من غذا می‌خورند.» bible_en_fa And the men took that present, and they took double money in their hand, and Benjamin; and rose up, and went down to Egypt, and stood before Joseph. و آن مرد چنانکه یوسف فرموده بود، کرد. و آن مرد ایشان را به خانه یوسف آورد. bible_en_fa And when Joseph saw Benjamin with them, he said to the ruler of his house, Bring these men home, and slay, and make ready; for these men shall dine with me at noon. و آن مردان ترسیدند، چونکه به خانه یوسف آورده شدند و گفتند: «بسبب آن نقدی که دفعه اول درعدلهای ما رد شده بود، ما را آورده‌اند تا بر ماهجوم آورد، و بر ما حمله کند، و ما را مملوک سازد و حماران ما را.» bible_en_fa And the man did as Joseph bade; and the man brought the men into Joseph's house. و به ناظر خانه یوسف نزدیک شده، دردرگاه خانه بدو متکلم شده، bible_en_fa And the men were afraid, because they were brought into Joseph's house; and they said, Because of the money that was returned in our sacks at the first time are we brought in; that he may seek occasion against us, and fall upon us, and take us for bondmen, and our asses. گفتند: «یا سیدی! حقیقت مرتبه اول برای خرید خوراک آمدیم. bible_en_fa And they came near to the steward of Joseph's house, and they communed with him at the door of the house, وواقع شد چون به منزل رسیده، عدلهای خود راباز کردیم، که اینک نقد هر کس در دهنه عدلش بود. نقره ما به وزن تمام و آن را به‌دست خود بازآورده‌ایم. bible_en_fa And said, O sir, we came indeed down at the first time to buy food: و نقد دیگر برای خرید خوراک به‌دست خود آورده‌ایم. نمی دانیم کدام کس نقد مارا در عدلهای ما گذاشته بود.» bible_en_fa And it came to pass, when we came to the inn, that we opened our sacks, and, behold, every man's money was in the mouth of his sack, our money in full weight: and we have brought it again in our hand. گفت: «سلامت باشید مترسید، خدای شماو خدای پدر شما، خزانه‌ای در عدلهای شما، به شما داده است؛ نقد شما به من رسید.» پس شمعون را نزد ایشان بیرون آورد. bible_en_fa And other money have we brought down in our hands to buy food: we cannot tell who put our money in our sacks. و آن مرد، ایشان را به خانه یوسف درآورده، آب بدیشان داد، تا پایهای خود را شستند، و علوفه به حماران ایشان داد. bible_en_fa And he said, Peace be to you, fear not: your God, and the God of your father, hath given you treasure in your sacks: I had your money. And he brought Simeon out unto them. و ارمغان را حاضر ساختند، تا وقت آمدن یوسف به ظهر، زیرا شنیده بودند که درآنجا باید غذا بخورند. bible_en_fa And the man brought the men into Joseph's house, and gave them water, and they washed their feet; and he gave their asses provender. و چون یوسف به خانه آمد، ارمغانی را که به‌دست ایشان بود، نزد وی به خانه آوردند، و به حضور وی رو به زمین نهادند. bible_en_fa And they made ready the present against Joseph came at noon: for they heard that they should eat bread there. پس از سلامتی ایشان پرسید و گفت: «آیاپدر‌پیر شما که ذکرش را کردید، به سلامت است؟ و تا بحال حیات دارد؟» bible_en_fa And when Joseph came home, they brought him the present which was in their hand into the house, and bowed themselves to him to the earth. گفتند: «غلامت، پدر ما، به سلامت است، و تا بحال زنده.» پس تعظیم و سجده کردند. bible_en_fa And he asked them of their welfare, and said, Is your father well, the old man of whom ye spake? Is he yet alive? و چون چشمان خود را باز کرده، برادر خود بنیامین، پسرمادر خویش را دید، گفت: «آیا این است برادرکوچک شما که نزد من، ذکر او را کردید؟» و گفت: «ای پسرم، خدا بر تو رحم کناد.» bible_en_fa And they answered, Thy servant our father is in good health, he is yet alive. And they bowed down their heads, and made obeisance. و یوسف چونکه مهرش بر برادرش بجنبید، بشتافت، و جای گریستن خواست. پس به خلوت رفته، آنجا بگریست. bible_en_fa And he lifted up his eyes, and saw his brother Benjamin, his mother's son, and said, Is this your younger brother, of whom ye spake unto me? And he said, God be gracious unto thee, my son. و روی خود راشسته، بیرون آمد. و خودداری نموده، گفت: «طعام بگذارید.» bible_en_fa And Joseph made haste; for his bowels did yearn upon his brother: and he sought where to weep; and he entered into his chamber, and wept there. و برای وی جدا گذاردند، و برای ایشان جدا، و برای مصریانی که با وی خوردند جدا، زیرا که مصریان با عبرانیان نمی توانند غذابخورند زیرا که این، نزد مصریان مکروه است. bible_en_fa And he washed his face, and went out, and refrained himself, and said, Set on bread. و به حضور وی بنشستند، نخست زاده موافق نخست زادگی‌اش، و خرد سال بحسب خردسالی‌اش، و ایشان به یکدیگر تعجب نمودند.و حصه‌ها از پیش خود برای ایشان گرفت، اماحصه بنیامین پنج چندان حصه دیگران بود، و باوی نوشیدند و کیف کردند. bible_en_fa And they set on for him by himself, and for them by themselves, and for the Egyptians, which did eat with him, by themselves: because the Egyptians might not eat bread with the Hebrews; for that is an abomination unto the Egyptians. و حصه‌ها از پیش خود برای ایشان گرفت، اماحصه بنیامین پنج چندان حصه دیگران بود، و باوی نوشیدند و کیف کردند. bible_en_fa And they sat before him, the firstborn according to his birthright, and the youngest according to his youth: and the men marvelled one at another. پس به ناظر خانه خود امر کرده، گفت: عدلهای این مردمان را به قدری که می‌توانند برد، از غله پر کن، و نقد هر کسی را به دهنه عدلش بگذار. bible_en_fa And he took and sent messes unto them from before him: but Benjamin's mess was five times so much as any of theirs. And they drank, and were merry with him. و جام مرا، یعنی جام نقره را، در دهنه عدل آن کوچکتر، با قیمت غله‌اش بگذار.» پس موافق آن سخنی که یوسف گفته بود، کرد. bible_en_fa And he commanded the steward of his house, saying, Fill the men's sacks with food, as much as they can carry, and put every man's money in his sack's mouth. و چون صبح روشن شد، آن مردان را باحماران ایشان، روانه کردند. bible_en_fa And put my cup, the silver cup, in the sack's mouth of the youngest, and his corn money. And he did according to the word that Joseph had spoken. و ایشان از شهربیرون شده، هنوز مسافتی چند طی نکرده بودند، که یوسف به ناظر خانه خود گفت: «بر پا شده، درعقب این اشخاص بشتاب، و چون بدیشان فرارسیدی، ایشان را بگو: چرا بدی به عوض نیکویی کردید؟ bible_en_fa As soon as the morning was light, the men were sent away, they and their asses. آیا این نیست آنکه آقایم در آن می‌نوشد، و از آن تفال می‌زند؟ در آنچه کردید، بد کردید.» bible_en_fa And when they were gone out of the city, and not yet far off, Joseph said unto his steward, Up, follow after the men; and when thou dost overtake them, say unto them, Wherefore have ye rewarded evil for good? پس چون بدیشان در‌رسید، این سخنان رابدیشان گفت. bible_en_fa Is not this it in which my lord drinketh, and whereby indeed he divineth? ye have done evil in so doing. به وی گفتند: «چرا آقایم چنین می‌گوید؟ حاشا از غلامانت که مرتکب چنین کارشوند! bible_en_fa And he overtook them, and he spake unto them these same words. همانا نقدی را که در دهنه عدلهای خودیافته بودیم، از زمین کنعان نزد تو باز آوردیم، پس چگونه باشد که از خانه آقایت طلا یا نقره بدزدیم. bible_en_fa And they said unto him, Wherefore saith my lord these words? God forbid that thy servants should do according to this thing: نزد هر کدام از غلامانت یافت شود، بمیرد، و مانیز غلام آقای خود باشیم.» bible_en_fa Behold, the money, which we found in our sacks' mouths, we brought again unto thee out of the land of Canaan: how then should we steal out of thy lord's house silver or gold? گفت: «هم الان موافق سخن شما بشود، آنکه نزد او یافت شود، غلام من باشد، و شما آزادباشید.» bible_en_fa With whomsoever of thy servants it be found, both let him die, and we also will be my lord's bondmen. پس تعجیل نموده، هر کس عدل خودرا به زمین فرود آورد، و هر یکی عدل خود را بازکرد. bible_en_fa And he said, Now also let it be according unto your words; he with whom it is found shall be my servant; and ye shall be blameless. و او تجسس کرد، و از مهتر شروع نموده، به کهتر ختم کرد. و جام در عدل بنیامین یافته شد. bible_en_fa Then they speedily took down every man his sack to the ground, and opened every man his sack. آنگاه رخت خود را چاک زدند، و هر کس الاغ خود را بار کرده، به شهر برگشتند. bible_en_fa And he searched, and began at the eldest, and left at the youngest: and the cup was found in Benjamin's sack. و یهودا با برادرانش به خانه یوسف آمدند، و او هنوز آنجا بود، و به حضور وی بر زمین افتادند. bible_en_fa Then they rent their clothes, and laded every man his ass, and returned to the city. یوسف بدیشان گفت: «این چه‌کاری است که کردید؟ آیا ندانستید که چون من مردی، البته تفال می‌زنم؟» bible_en_fa And Judah and his brethren came to Joseph's house; for he was yet there: and they fell before him on the ground. یهودا گفت: «به آقایم چه گوییم، و چه عرض کنیم، و چگونه بی‌گناهی خویش را ثابت نماییم؟ خدا گناه غلامانت رادریافت نموده است؛ اینک ما نیز و آنکه جام بدستش یافت شد، غلامان آقای خود خواهیم بود.» bible_en_fa And Joseph said unto them, What deed is this that ye have done? wot ye not that such a man as I can certainly divine? گفت: «حاشا از من که چنین کنم! بلکه آنکه جام بدستش یافت شد، غلام من باشد، وشما به سلامتی نزد پدر خویش بروید.» bible_en_fa And Judah said, What shall we say unto my lord? what shall we speak? or how shall we clear ourselves? God hath found out the iniquity of thy servants: behold, we are my lord's servants, both we, and he also with whom the cup is found. آنگاه یهودا نزدیک وی آمده، گفت: «ای آقایم بشنوغلامت به گوش آقای خود سخنی بگوید. وغضبت بر غلام خود افروخته نشود، زیرا که توچون فرعون هستی. bible_en_fa And he said, God forbid that I should do so: but the man in whose hand the cup is found, he shall be my servant; and as for you, get you up in peace unto your father. آقایم از غلامانت پرسیده، گفت: "آیا شما را پدر یا برادری است؟" bible_en_fa Then Judah came near unto him, and said, Oh my lord, let thy servant, I pray thee, speak a word in my lord's ears, and let not thine anger burn against thy servant: for thou art even as Pharaoh. و به آقای خود عرض کردیم: "که ما را پدرپیری است، و پسر کوچک پیری او که برادرش مرده است، و او تنها از مادر خود مانده است، وپدر او را دوست می‌دارد." bible_en_fa My lord asked his servants, saying, Have ye a father, or a brother? و به غلامان خودگفتی: "وی را نزد من آرید تا چشمان خود را بروی نهم." bible_en_fa And we said unto my lord, We have a father, an old man, and a child of his old age, a little one; and his brother is dead, and he alone is left of his mother, and his father loveth him. و به آقای خود گفتیم: "آن جوان نمی تواند از پدر خود جدا شود، چه اگر از پدرخویش جدا شود او خواهد مرد." bible_en_fa And thou saidst unto thy servants, Bring him down unto me, that I may set mine eyes upon him. و به غلامان خود گفتی: "اگر برادر کهتر شما با شما نیاید، روی مرا دیگر نخواهید دید." bible_en_fa And we said unto my lord, The lad cannot leave his father: for if he should leave his father, his father would die. پس واقع شد که چون نزد غلامت، پدر خود، رسیدیم، سخنان آقای خود را بدو باز‌گفتیم. bible_en_fa And thou saidst unto thy servants, Except your youngest brother come down with you, ye shall see my face no more. و پدر ما گفت: "برگشته اندک خوراکی برای ما بخرید." bible_en_fa And it came to pass when we came up unto thy servant my father, we told him the words of my lord. گفتیم: "نمی توانیم رفت، لیکن اگر برادر کهتر باما آید، خواهیم رفت، زیرا که روی آن مرد رانمی توانیم دید اگر برادر کوچک با ما نباشد." bible_en_fa And our father said, Go again, and buy us a little food. وغلامت، پدر من، به ما گفت: "شما آگاهید که زوجه‌ام برای من دو پسر زایید. bible_en_fa And we said, We cannot go down: if our youngest brother be with us, then will we go down: for we may not see the man's face, except our youngest brother be with us. و یکی از نزدمن بیرون رفت، و من گفتم هر آینه دریده شده است، و بعد از آن او را ندیدم. bible_en_fa And thy servant my father said unto us, Ye know that my wife bare me two sons: اگر این را نیز ازنزد من ببرید، و زیانی بدو رسد، همانا موی سفیدمرا به حزن به گور فرود خواهید برد." bible_en_fa And the one went out from me, and I said, Surely he is torn in pieces; and I saw him not since: و الان اگر نزد غلامت، پدر خود بروم، و این جوان با مانباشد، و حال آنکه جان او به‌جان وی بسته است، bible_en_fa And if ye take this also from me, and mischief befall him, ye shall bring down my gray hairs with sorrow to the grave. واقع خواهد شد که چون ببیند پسر نیست، او خواهد مرد. و غلامانت موی سفید غلامت، پدرخود را به حزن به گور فرود خواهند برد. bible_en_fa Now therefore when I come to thy servant my father, and the lad be not with us; seeing that his life is bound up in the lad's life; زیراکه غلامت نزد پدر خود ضامن پسر شده، گفتم: "هرگاه او را نزد تو باز نیاورم، تا ابدالاباد نزد پدرخود مقصر خواهم شد." bible_en_fa It shall come to pass, when he seeth that the lad is not with us, that he will die: and thy servants shall bring down the gray hairs of thy servant our father with sorrow to the grave. پس الان تمنا اینکه غلامت به عوض پسر در بندگی آقای خود بماند، و پسر، همراه برادران خود برود.زیرا چگونه نزد پدر خود بروم و پسر با من نباشد، مبادا بلایی را که به پدرم واقع شود ببینم.» bible_en_fa For thy servant became surety for the lad unto my father, saying, If I bring him not unto thee, then I shall bear the blame to my father for ever. زیرا چگونه نزد پدر خود بروم و پسر با من نباشد، مبادا بلایی را که به پدرم واقع شود ببینم.» bible_en_fa Now therefore, I pray thee, let thy servant abide instead of the lad a bondman to my lord; and let the lad go up with his brethren. معرفی می‌کند و یوسف پیش جمعی که به حضورش ایستاده بودند، نتوانست خودداری کند، پس ندا کرد که «همه را از نزد من بیرون کنید!» و کسی نزد او نماند، وقتی که یوسف خویشتن را به برادران خود شناسانید. bible_en_fa For how shall I go up to my father, and the lad be not with me? lest peradventure I see the evil that shall come on my father. و به آوازبلند گریست، و مصریان و اهل خانه فرعون شنیدند. bible_en_fa Then Joseph could not refrain himself before all them that stood by him; and he cried, Cause every man to go out from me. And there stood no man with him, while Joseph made himself known unto his brethren. و یوسف، برادران خود را گفت: «من یوسف هستم! آیا پدرم هنوز زنده است؟» وبرادرانش جواب وی را نتوانستند داد، زیرا که به حضور وی مضطرب شدند. bible_en_fa And he wept aloud: and the Egyptians and the house of Pharaoh heard. و یوسف به برادران خود گفت: «نزدیک من بیایید.» پس نزدیک آمدند، و گفت: «منم یوسف، برادر شما، که به مصر فروختید! bible_en_fa And Joseph said unto his brethren, I am Joseph; doth my father yet live? And his brethren could not answer him; for they were troubled at his presence. و حال رنجیده مشوید، و متغیر نگردید که مرا بدینجا فروختید، زیرا خدا مرا پیش روی شما فرستاد تا (نفوس را)زنده نگاه دارد. bible_en_fa And Joseph said unto his brethren, Come near to me, I pray you. And they came near. And he said, I am Joseph your brother, whom ye sold into Egypt. زیرا حال دو سال شده است که قحط در زمین هست، و پنج سال دیگر نیز نه شیارخواهد بود نه درو. bible_en_fa Now therefore be not grieved, nor angry with yourselves, that ye sold me hither: for God did send me before you to preserve life. و خدا مرا پیش روی شما فرستاد تا برای شما بقیتی در زمین نگاه دارد، وشما را به نجاتی عظیم احیا کند. bible_en_fa For these two years hath the famine been in the land: and yet there are five years, in the which there shall neither be earing nor harvest. و الان شما مرااینجا نفرستادید، بلکه خدا، و او مرا پدر بر فرعون و آقا بر تمامی اهل خانه او و حاکم بر همه زمین مصر ساخت. bible_en_fa And God sent me before you to preserve you a posterity in the earth, and to save your lives by a great deliverance. بشتابید و نزد پدرم رفته، بدوگویید: پسر تو، یوسف چنین می‌گوید: که خدا مراحاکم تمامی مصر ساخته است، نزد من بیا وتاخیر منما. bible_en_fa So now it was not you that sent me hither, but God: and he hath made me a father to Pharaoh, and lord of all his house, and a ruler throughout all the land of Egypt. و در زمین جوشن ساکن شو، تانزدیک من باشی، تو و پسرانت و پسران پسرانت، و گله ات و رمه ات با هر‌چه داری. bible_en_fa Haste ye, and go up to my father, and say unto him, Thus saith thy son Joseph, God hath made me lord of all Egypt: come down unto me, tarry not: تا تو را درآنجا بپرورانم، زیرا که پنج سال قحط باقی است، مبادا تو و اهل خانه ات و متعلقانت بینوا گردید. bible_en_fa And thou shalt dwell in the land of Goshen, and thou shalt be near unto me, thou, and thy children, and thy children's children, and thy flocks, and thy herds, and all that thou hast: و اینک چشمان شما و چشمان برادرم بنیامین، می‌بیند، زبان من است که با شما سخن می‌گوید. bible_en_fa And there will I nourish thee; for yet there are five years of famine; lest thou, and thy household, and all that thou hast, come to poverty. پس پدر مرا از همه حشمت من در مصر و ازآنچه دیده‌اید، خبر دهید، و تعجیل نموده، پدرمرا بدینجا آورید.» bible_en_fa And, behold, your eyes see, and the eyes of my brother Benjamin, that it is my mouth that speaketh unto you. پس به گردن برادر خود، بنیامین، آویخته، بگریست و بنیامین بر گردن وی گریست. bible_en_fa And ye shall tell my father of all my glory in Egypt, and of all that ye have seen; and ye shall haste and bring down my father hither. وهمه برادران خود را بوسیده، برایشان بگریست، وبعد از آن، برادرانش با وی گفتگو کردند. bible_en_fa And he fell upon his brother Benjamin's neck, and wept; and Benjamin wept upon his neck. و این خبر را در خانه فرعون شنیدند، و گفتند برادران یوسف آمده‌اند، و بنظر فرعون و بنظر بندگانش خوش آمد. bible_en_fa Moreover he kissed all his brethren, and wept upon them: and after that his brethren talked with him. و فرعون به یوسف گفت: «برادران خود را بگو: چنین بکنید: چهارپایان خود را بارکنید، و روانه شده، به زمین کنعان بروید. bible_en_fa And the fame thereof was heard in Pharaoh's house, saying, Joseph's brethren are come: and it pleased Pharaoh well, and his servants. و پدرو اهل خانه های خود را برداشته، نزد من آیید، ونیکوتر زمین مصر را به شما می‌دهم تا از فربهی زمین بخورید. bible_en_fa And Pharaoh said unto Joseph, Say unto thy brethren, This do ye; lade your beasts, and go, get you unto the land of Canaan; و تو مامور هستی این را بکنید: ارابه‌ها از زمین مصر برای اطفال و زنان خود بگیرید، و پدر خود برداشته، بیایید. bible_en_fa And take your father and your households, and come unto me: and I will give you the good of the land of Egypt, and ye shall eat the fat of the land. و چشمان شما در‌پی اسباب خود نباشد، زیرا که نیکویی تمامی زمین مصر از آن شماست.» bible_en_fa Now thou art commanded, this do ye; take you wagons out of the land of Egypt for your little ones, and for your wives, and bring your father, and come. پس بنی‌اسرائیل چنان کردند، و یوسف به حسب فرمایش فرعون، ارابه‌ها بدیشان داد، و زاد سفربدیشان عطا فرمود. bible_en_fa Also regard not your stuff; for the good of all the land of Egypt is yours. و بهر هر یک از ایشان، یک دست رخت بخشید، اما به بنیامین سیصد مثقال نقره، و پنج دست جامه داد. bible_en_fa And the children of Israel did so: and Joseph gave them wagons, according to the commandment of Pharaoh, and gave them provision for the way. و برای پدر خودبدین تفصیل فرستاد: ده الاغ بار شده به نفایس مصر، و ده ماده الاغ بار شده به غله و نان و خورش برای سفر پدر خود. bible_en_fa To all of them he gave each man changes of raiment; but to Benjamin he gave three hundred pieces of silver, and five changes of raiment. پس برادران خود رامرخص فرموده، روانه شدند و بدیشان گفت: «زنهار در راه منازعه مکنید!» bible_en_fa And to his father he sent after this manner; ten asses laden with the good things of Egypt, and ten she asses laden with corn and bread and meat for his father by the way. و از مصر برآمده، نزد پدر خود، یعقوب، به زمین کنعان آمدند. bible_en_fa So he sent his brethren away, and they departed: and he said unto them, See that ye fall not out by the way. و او را خبر داده، گفتند: «یوسف الان زنده است، و او حاکم تمامی زمین مصر است.» آنگاه دل وی ضعف کرد، زیرا که ایشان را باور نکرد. bible_en_fa And they went up out of Egypt, and came into the land of Canaan unto Jacob their father, و همه سخنانی که یوسف بدیشان گفته بود، به وی گفتند، و چون ارابه هایی را که یوسف برای آوردن او فرستاده بود، دید، روح پدر ایشان، یعقوب، زنده گردید.واسرائیل گفت: «کافی است! پسر من، یوسف، هنوز زنده است؛ می‌روم و قبل از مردنم او راخواهم دید.» bible_en_fa And told him, saying, Joseph is yet alive, and he is governor over all the land of Egypt. And Jacob's heart fainted, for he believed them not. واسرائیل گفت: «کافی است! پسر من، یوسف، هنوز زنده است؛ می‌روم و قبل از مردنم او راخواهم دید.» bible_en_fa And they told him all the words of Joseph, which he had said unto them: and when he saw the wagons which Joseph had sent to carry him, the spirit of Jacob their father revived: و اسرائیل با هر‌چه داشت، کوچ کرده، به بئرشبع آمد، و قربانی‌ها برای خدای پدر خود، اسحاق، گذرانید. bible_en_fa And Israel said, It is enough; Joseph my son is yet alive: I will go and see him before I die. و خدا دررویاهای شب، به اسرائیل خطاب کرده، گفت: «ای یعقوب! ای یعقوب!» گفت: «لبیک.» bible_en_fa And Israel took his journey with all that he had, and came to Beer-sheba, and offered sacrifices unto the God of his father Isaac. گفت: «من هستم الله، خدای پدرت، از فرود آمدن به مصر مترس، زیرا در آنجا امتی عظیم از تو به وجود خواهم آورد. bible_en_fa And God spake unto Israel in the visions of the night, and said, Jacob, Jacob. And he said, Here am I. من با تو به مصر خواهم آمد، و من نیز، تو را از آنجا البته باز خواهم آورد، و یوسف دست خود را بر چشمان تو خواهدگذاشت.» bible_en_fa And he said, I am God, the God of thy father: fear not to go down into Egypt; for I will there make of thee a great nation: و یعقوب از بئرشبع روانه شد، وبنی‌اسرائیل پدر خود، یعقوب، و اطفال و زنان خویش را بر ارابه هایی که فرعون به جهت آوردن او فرستاده بود، برداشتند. bible_en_fa I will go down with thee into Egypt; and I will also surely bring thee up again: and Joseph shall put his hand upon thine eyes. و مواشی و اموالی راکه در زمین کنعان اندوخته بودند، گرفتند. ویعقوب با تمامی ذریت خود به مصر آمدند. bible_en_fa And Jacob rose up from Beer-sheba: and the sons of Israel carried Jacob their father, and their little ones, and their wives, in the wagons which Pharaoh had sent to carry him. وپسران و پسران پسران خود را با خود، و دختران ودختران پسران خود را، و تمامی ذریت خویش رابه همراهی خود به مصر آورد. bible_en_fa And they took their cattle, and their goods, which they had gotten in the land of Canaan, and came into Egypt, Jacob, and all his seed with him: و این است نامهای پسران اسرائیل که به مصرآمدند: یعقوب و پسرانش روبین نخست زاده یعقوب. bible_en_fa His sons, and his sons' sons with him, his daughters, and his sons' daughters, and all his seed brought he with him into Egypt. و پسران روبین: حنوک و فلو و حصرون و کرمی. bible_en_fa And these are the names of the children of Israel, which came into Egypt, Jacob and his sons: Reuben, Jacob's firstborn. و پسران شمعون: یموئیل و یامین واوهد و یاکین و صوحر و شاول که پسرزن کنعانی بود. bible_en_fa And the sons of Reuben; Hanoch, and Phallu, and Hezron, and Carmi. و پسران لاوی: جرشون و قهات و مراری. bible_en_fa And the sons of Simeon; Jemuel, and Jamin, and Ohad, and Jachin, and Zohar, and Shaul the son of a Canaanitish woman. و پسران یهودا: عیر و اونان و شیله و فارص وزارح. اما عیر و اونان در زمین کنعان مردند. وپسران فارص: حصرون و حامول بودند. bible_en_fa And the sons of Levi; Gershon, Kohath, and Merari. وپسران یساکار: تولاع و فوه و یوب و شمرون. bible_en_fa And the sons of Judah; Er, and Onan, and Shelah, and Pharez, and Zerah: but Er and Onan died in the land of Canaan. And the sons of Pharez were Hezron and Hamul. وپسران زبولون: سارد و ایلون و یاحلئیل. bible_en_fa And the sons of Issachar; Tola, and Phuvah, and Job, and Shimron. اینانند پسران لیه، که آنها را با دختر خود دینه، در فدان ارام برای یعقوب زایید. همه نفوس پسران و دخترانش سی و سه نفر بودند. bible_en_fa And the sons of Zebulun; Sered, and Elon, and Jahleel. وپسران جاد: صفیون و حجی و شونی و اصبون و عیری و ارودی و ارئیلی. bible_en_fa These be the sons of Leah, which she bare unto Jacob in Padan-aram, with his daughter Dinah: all the souls of his sons and his daughters were thirty and three. و پسران اشیر: یمنه و یشوه و یشوی و بریعه، و خواهر ایشان ساره، وپسران بریعه حابر و ملکیئیل. bible_en_fa And the sons of Gad; Ziphion, and Haggi, Shuni, and Ezbon, Eri, and Arodi, and Areli. اینانند پسران زلفه که لابان به دختر خود لیه داد، و این شانزده رابرای یعقوب زایید. bible_en_fa And the sons of Asher; Jimnah, and Ishuah, and Isui, and Beriah, and Serah their sister: and the sons of Beriah; Heber, and Malchiel. و پسران راحیل زن یعقوب: یوسف و بنیامین. bible_en_fa These are the sons of Zilpah, whom Laban gave to Leah his daughter, and these she bare unto Jacob, even sixteen souls. و برای یوسف درزمین مصر، منسی و افرایم زاییده شدند، که اسنات دختر فوطی فارع، کاهن اون برایش بزاد. bible_en_fa The sons of Rachel Jacob's wife; Joseph, and Benjamin. و پسران بنیامین: بالع و باکر و اشبیل و جیرا ونعمان و ایحی و رش و مفیم و حفیم و آرد. bible_en_fa And unto Joseph in the land of Egypt were born Manasseh and Ephraim, which Asenath the daughter of Poti-pherah priest of On bare unto him. اینانند پسران راحیل که برای یعقوب زاییده شدند، همه چهارده نفر. bible_en_fa And the sons of Benjamin were Belah, and Becher, and Ashbel, Gera, and Naaman, Ehi, and Rosh, Muppim, and Huppim, and Ard. و پسران دان: حوشیم. bible_en_fa These are the sons of Rachel, which were born to Jacob: all the souls were fourteen. و پسران نفتالی: یحصئیل و جونی و یصر وشلیم. bible_en_fa And the sons of Dan; Hushim. اینانند پسران بلهه، که لابان به دخترخود راحیل داد، و ایشان را برای یعقوب زایید. همه هفت نفر بودند. bible_en_fa And the sons of Naphtali; Jahzeel, and Guni, and Jezer, and Shillem. همه نفوسی که با یعقوب به مصر آمدند، که از صلب وی پدید شدند، سوای زنان پسران یعقوب، جمیع شصت و شش نفر بودند. bible_en_fa These are the sons of Bilhah, which Laban gave unto Rachel his daughter, and she bare these unto Jacob: all the souls were seven. وپسران یوسف که برایش در مصر زاییده شدند، دونفر بودند. پس جمیع نفوس خاندان یعقوب که به مصر آمدند هفتاد بودند. bible_en_fa All the souls that came with Jacob into Egypt, which came out of his loins, besides Jacob's sons' wives, all the souls were threescore and six; و یهودا را پیش روی خود نزد یوسف فرستاد تا او را به جوشن راهنمایی کند، و به زمین جوشن آمدند. bible_en_fa And the sons of Joseph, which were born him in Egypt, were two souls: all the souls of the house of Jacob, which came into Egypt, were threescore and ten. و یوسف عرابه خود را حاضرساخت، تا به استقبال پدر خود اسرائیل به جوشن برود. و چون او را بدید به گردنش بیاویخت، ومدتی بر گردنش گریست. bible_en_fa And he sent Judah before him unto Joseph, to direct his face unto Goshen; and they came into the land of Goshen. و اسرائیل به یوسف گفت: «اکنون بمیرم، چونکه روی تو را دیدم که تابحال زنده هستی.» bible_en_fa And Joseph made ready his chariot, and went up to meet Israel his father, to Goshen, and presented himself unto him; and he fell on his neck, and wept on his neck a good while. و یوسف برادران خود و اهل خانه پدر خویش را گفت: «می‌روم تا فرعون را خبر دهم و به وی گویم: "برادرانم و خانواده پدرم که در زمین کنعان بودند، نزد من آمده‌اند. bible_en_fa And Israel said unto Joseph, Now let me die, since I have seen thy face, because thou art yet alive. و مردان شبانان هستند، زیرا اهل مواشیند، وگله‌ها و رمه‌ها و کل مایملک خود را آورده‌اند." bible_en_fa And Joseph said unto his brethren, and unto his father's house, I will go up, and shew Pharaoh, and say unto him, My brethren, and my father's house, which were in the land of Canaan, are come unto me; و چون فرعون شما را بطلبد و گوید: "کسب شما چیست؟"گویید: "غلامانت از طفولیت تابحال اهل مواشی هستیم، هم ما و هم اجداد ما، تادر زمین جوشن ساکن شوید، زیرا که هر شبان گوسفند مکروه مصریان است.» bible_en_fa And the men are shepherds, for their trade hath been to feed cattle; and they have brought their flocks, and their herds, and all that they have. گویید: "غلامانت از طفولیت تابحال اهل مواشی هستیم، هم ما و هم اجداد ما، تادر زمین جوشن ساکن شوید، زیرا که هر شبان گوسفند مکروه مصریان است.» bible_en_fa And it shall come to pass, when Pharaoh shall call you, and shall say, What is your occupation? پس یوسف آمد و به فرعون خبرداده، گفت: «پدرم و برادرانم با گله ورمه خویش و هر‌چه دارند، از زمین کنعان آمده‌اند و در زمین جوشن هستند.» bible_en_fa That ye shall say, Thy servants' trade hath been about cattle from our youth even until now, both we, and also our fathers: that ye may dwell in the land of Goshen; for every shepherd is an abomination unto the Egyptians. و از‌جمله برادران خود پنج نفر برداشته، ایشان را به حضورفرعون بر پا داشت. bible_en_fa Then Joseph came and told Pharaoh, and said, My father and my brethren, and their flocks, and their herds, and all that they have, are come out of the land of Canaan; and, behold, they are in the land of Goshen. و فرعون، برادران او را گفت: «شغل شما چیست؟» به فرعون گفتند: «غلامانت شبان گوسفند هستیم، هم ما و هم اجداد ما.» bible_en_fa And he took some of his brethren, even five men, and presented them unto Pharaoh. وبه فرعون گفتند: «آمده‌ایم تا در این زمین ساکن شویم، زیرا که برای گله غلامانت مرتعی نیست، چونکه قحط در زمین کنعان سخت است. و الان تمنا داریم که بندگانت در زمین جوشن سکونت کنند.» bible_en_fa And Pharaoh said unto his brethren, What is your occupation? And they said unto Pharaoh, Thy servants are shepherds, both we, and also our fathers. و فرعون به یوسف خطاب کرده، گفت: «پدرت و برادرانت نزد تو آمده‌اند، bible_en_fa They said moreover unto Pharaoh, For to sojourn in the land are we come; for thy servants have no pasture for their flocks; for the famine is sore in the land of Canaan: now therefore, we pray thee, let thy servants dwell in the land of Goshen. زمین مصرپیش روی توست. در نیکوترین زمین، پدر وبرادران خود را مسکن بده. در زمین جوشن ساکن بشوند. و اگر می‌دانی که در میان ایشان کسان قابل می‌باشند، ایشان را سرکاران مواشی من گردان.» bible_en_fa And Pharaoh spake unto Joseph, saying, Thy father and thy brethren are come unto thee: و یوسف، پدر خود، یعقوب را آورده، او رابه حضور فرعون برپا داشت. و یعقوب، فرعون را برکت داد. bible_en_fa The land of Egypt is before thee; in the best of the land make thy father and brethren to dwell; in the land of Goshen let them dwell: and if thou knowest any men of activity among them, then make them rulers over my cattle. و فرعون به یعقوب گفت: «ایام سالهای عمر تو چند است؟» bible_en_fa And Joseph brought in Jacob his father, and set him before Pharaoh: and Jacob blessed Pharaoh. یعقوب به فرعون گفت: «ایام سالهای غربت من صد و سی سال است. ایام سالهای عمر من‌اندک و بد بوده است، و به ایام سالهای عمر پدرانم در روزهای غربت ایشان نرسیده.» bible_en_fa And Pharaoh said unto Jacob, How old art thou? و یعقوب، فرعون را برکت دادو از حضور فرعون بیرون آمد. bible_en_fa And Jacob said unto Pharaoh, The days of the years of my pilgrimage are an hundred and thirty years: few and evil have the days of the years of my life been, and have not attained unto the days of the years of the life of my fathers in the days of their pilgrimage. و یوسف، پدرو برادران خود را سکونت داد، و ملکی در زمین مصر در نیکوترین زمین، یعنی در ارض رعمسیس، چنانکه فرعون فرموده بود، بدیشان ارزانی داشت. bible_en_fa And Jacob blessed Pharaoh, and went out from before Pharaoh. و یوسف پدر و برادران خود، وهمه اهل خانه پدر خویش را به حسب تعدادعیال ایشان به نان پرورانید. bible_en_fa And Joseph placed his father and his brethren, and gave them a possession in the land of Egypt, in the best of the land, in the land of Rameses, as Pharaoh had commanded. و در تمامی زمین نان نبود، زیرا قحط زیاده سخت بود، و ارض مصر و ارض کنعان بسبب قحط بینوا گردید. bible_en_fa And Joseph nourished his father, and his brethren, and all his father's household, with bread, according to their families. و یوسف، تمام نقره‌ای را که در زمین مصر و زمین کنعان یافته شد، به عوض غله‌ای که ایشان خریدند، بگرفت، و یوسف نقره را به خانه فرعون درآورد. bible_en_fa And there was no bread in all the land; for the famine was very sore, so that the land of Egypt and all the land of Canaan fainted by reason of the famine. و چون نقره از ارض مصر و ارض کنعان تمام شد، همه مصریان نزدیوسف آمده، گفتند: «ما را نان بده، چرا درحضورت بمیریم؟ زیرا که نقره تمام شد.» bible_en_fa And Joseph gathered up all the money that was found in the land of Egypt, and in the land of Canaan, for the corn which they bought: and Joseph brought the money into Pharaoh's house. یوسف گفت: «مواشی خود را بیاورید، و به عوض مواشی شما، غله به شما می‌دهم، اگر نقره تمام شده است.» bible_en_fa And when money failed in the land of Egypt, and in the land of Canaan, all the Egyptians came unto Joseph, and said, Give us bread: for why should we die in thy presence? for the money faileth. پس مواشی خود را نزدیوسف آوردند، و یوسف به عوض اسبان وگله های گوسفندان و رمه های گاوان و الاغان، نان بدیشان داد. و در آن سال به عوض همه مواشی ایشان، ایشان را به نان پرورانید. bible_en_fa And Joseph said, Give your cattle; and I will give you for your cattle, if money fail. و چون آن سال سپری شد در سال دوم به حضور وی آمده، گفتندش: «از آقای خود مخفی نمی داریم که نقره ما تمام شده است، و مواشی و بهایم از آن آقای ماگردیده، و جز بدنها و زمین ما به حضور آقای ماچیزی باقی نیست. bible_en_fa And they brought their cattle unto Joseph: and Joseph gave them bread in exchange for horses, and for the flocks, and for the cattle of the herds, and for the asses: and he fed them with bread for all their cattle for that year. چرا ما و زمین ما نیز در نظرتو هلاک شویم؟ پس ما را و زمین ما را به نان بخر، و ما و زمین ما مملوک فرعون بشویم، و بذر بده تازیست کنیم و نمیریم و زمین بایر نماند.» bible_en_fa When that year was ended, they came unto him the second year, and said unto him, We will not hide it from my lord, how that our money is spent; my lord also hath our herds of cattle; there is not ought left in the sight of my lord, but our bodies, and our lands: پس یوسف تمامی زمین مصر را برای فرعون بخرید، زیرا که مصریان هر کس مزرعه خود را فروختند، چونکه قحط برایشان سخت بود و زمین از آن فرعون شد. bible_en_fa Wherefore shall we die before thine eyes, both we and our land? buy us and our land for bread, and we and our land will be servants unto Pharaoh: and give us seed, that we may live, and not die, that the land be not desolate. و خلق را از این حد تا به آن حد مصر به شهرها منتقل ساخت. bible_en_fa And Joseph bought all the land of Egypt for Pharaoh; for the Egyptians sold every man his field, because the famine prevailed over them: so the land became Pharaoh's. فقط زمین کهنه را نخرید، زیرا کهنه را حصه‌ای از جانب فرعون معین شده بود، و از حصه‌ای که فرعون بدیشان داده بود، می‌خوردند. از این سبب زمین خود را نفروختند. bible_en_fa And as for the people, he removed them to cities from one end of the borders of Egypt even to the other end thereof. و یوسف به قوم گفت: «اینک، امروز شما را و زمین شما را برای فرعون خریدم، همانا برای شما بذر است تا زمین رابکارید. bible_en_fa Only the land of the priests bought he not; for the priests had a portion assigned them of Pharaoh, and did eat their portion which Pharaoh gave them: wherefore they sold not their lands. و چون حاصل برسد، یک خمس به فرعون دهید، و چهار حصه از آن شما باشد، برای زراعت زمین و برای خوراک شما و اهل خانه های شما و طعام به جهت اطفال شما.» bible_en_fa Then Joseph said unto the people, Behold, I have bought you this day and your land for Pharaoh: lo, here is seed for you, and ye shall sow the land. گفتند: «تو ما را احیا ساختی، در نظر آقای خود التفات بیابیم، تا غلام فرعون باشیم.» bible_en_fa And it shall come to pass in the increase, that ye shall give the fifth part unto Pharaoh, and four parts shall be your own, for seed of the field, and for your food, and for them of your households, and for food for your little ones. پس یوسف این قانون را بر زمین مصر تا امروز قرار دادکه خمس از آن فرعون باشد، غیر از زمین کهنه فقط، که از آن فرعون نشد. bible_en_fa And they said, Thou hast saved our lives: let us find grace in the sight of my lord, and we will be Pharaoh's servants. و اسرائیل در ارض مصر در زمین جوشن ساکن شده، ملک در آن گرفتند، و بسیار بارور و کثیر گردیدند. bible_en_fa And Joseph made it a law over the land of Egypt unto this day, that Pharaoh should have the fifth part; except the land of the priests only, which became not Pharaoh's. ویعقوب در ارض مصر هفده سال بزیست. و ایام سالهای عمر یعقوب صد و چهل و هفت سال بود. bible_en_fa And Israel dwelt in the land of Egypt, in the country of Goshen; and they had possessions therein, and grew, and multiplied exceedingly. و چون حین وفات اسرائیل نزدیک شد، پسر خود یوسف را طلبیده، بدو گفت: «الان اگردر نظر تو التفات یافته‌ام، دست خود را زیر ران من بگذار، و احسان و امانت با من بکن، و زنهار مرادر مصر دفن منما، bible_en_fa And Jacob lived in the land of Egypt seventeen years: so the whole age of Jacob was an hundred forty and seven years. بلکه با پدران خود بخوابم ومرا از مصر برداشته، در قبر ایشان دفن کن.» گفت: «آنچه گفتی خواهم کرد.»گفت: «برایم قسم بخور، » پس برایش قسم خورد و اسرائیل بر سربستر خود خم شد. bible_en_fa And the time drew nigh that Israel must die: and he called his son Joseph, and said unto him, If now I have found grace in thy sight, put, I pray thee, thy hand under my thigh, and deal kindly and truly with me; bury me not, I pray thee, in Egypt: گفت: «برایم قسم بخور، » پس برایش قسم خورد و اسرائیل بر سربستر خود خم شد. bible_en_fa But I will lie with my fathers, and thou shalt carry me out of Egypt, and bury me in their buryingplace. And he said, I will do as thou hast said. و بعد از این امور، واقع شد که به یوسف گفتند: «اینک پدر تو بیماراست.» پس دو پسر خود، منسی و افرایم را باخود برداشت. bible_en_fa And he said, Swear unto me. And he sware unto him. And Israel bowed himself upon the bed's head. و یعقوب را خبر داده، گفتند: «اینک پسرت یوسف، نزد تو می‌آید.» و اسرائیل، خویشتن را تقویت داده، بر بستر بنشست. bible_en_fa And it came to pass after these things, that one told Joseph, Behold, thy father is sick: and he took with him his two sons, Manasseh and Ephraim. ویعقوب به یوسف گفت: «خدای قادر مطلق درلوز در زمین کنعان به من ظاهر شده، مرا برکت داد. bible_en_fa And one told Jacob, and said, Behold, thy son Joseph cometh unto thee: and Israel strengthened himself, and sat upon the bed. و به من گفت: هر آینه من تو را بارور و کثیرگردانم، و از تو قومهای بسیار بوجود آورم، و این زمین را بعد از تو به ذریت تو، به میراث ابدی خواهم داد. bible_en_fa And Jacob said unto Joseph, God Almighty appeared unto me at Luz in the land of Canaan, and blessed me, و الان دو پسرت که در زمین مصربرایت زاییده شدند، قبل از آنکه نزد تو به مصربیایم، ایشان از آن من هستند، افرایم و منسی مثل روبین و شمعون از آن من خواهند بود. bible_en_fa And said unto me, Behold, I will make thee fruitful, and multiply thee, and I will make of thee a multitude of people; and will give this land to thy seed after thee for an everlasting possession. و امااولاد تو که بعد از ایشان بیاوری، از آن تو باشند ودر ارث خود به نامهای برادران خود مسمی شوند. bible_en_fa And now thy two sons, Ephraim and Manasseh, which were born unto thee in the land of Egypt before I came unto thee into Egypt, are mine; as Reuben and Simeon, they shall be mine. و هنگامی که من از فدان آمدم، راحیل نزد من در زمین کنعان به‌سر راه مرد، چون اندک مسافتی باقی بود که به افرات برسم، و او را در آنجا به‌سر راه افرات که بیت لحم باشد، دفن کردم.» bible_en_fa And thy issue, which thou begettest after them, shall be thine, and shall be called after the name of their brethren in their inheritance. و چون اسرائیل، پسران یوسف را دید، گفت: «اینان کیستند؟» bible_en_fa And as for me, when I came from Padan, Rachel died by me in the land of Canaan in the way, when yet there was but a little way to come unto Ephrath: and I buried her there in the way of Ephrath; the same is Bethlehem. یوسف، پدر خود راگفت: «اینان پسران منند که خدا به من در اینجاداده است.» گفت: «ایشان را نزد من بیاور تا ایشان را برکت دهم.» bible_en_fa And Israel beheld Joseph's sons, and said, Who are these? و چشمان اسرائیل از پیری تارشده بود که نتوانست دید. پس ایشان را نزدیک وی آورد و ایشان را بوسیده، در آغوش خودکشید. bible_en_fa And Joseph said unto his father, They are my sons, whom God hath given me in this place. And he said, Bring them, I pray thee, unto me, and I will bless them. و اسرائیل به یوسف گفت: «گمان نمی بردم که روی تو را ببینم، و همانا خدا، ذریت تو را نیزبه من نشان داده است.» bible_en_fa Now the eyes of Israel were dim for age, so that he could not see. And he brought them near unto him; and he kissed them, and embraced them. و یوسف ایشان را ازمیان دو زانوی خود بیرون آورده، رو به زمین نهاد. bible_en_fa And Israel said unto Joseph, I had not thought to see thy face: and, lo, God hath shewed me also thy seed. و یوسف هر دو را گرفت، افرایم را به‌دست راست خود به مقابل دست چپ اسرائیل، ومنسی را به‌دست چپ خود به مقابل دست راست اسرائیل، و ایشان را نزدیک وی آورد. bible_en_fa And Joseph brought them out from between his knees, and he bowed himself with his face to the earth. واسرائیل دست راست خود را دراز کرده، بر سرافرایم نهاد و او کوچکتر بود و دست چپ خود رابر سر منسی، و دستهای خود را به فراست حرکت داد، زیرا که منسی نخست زاده بود. bible_en_fa And Joseph took them both, Ephraim in his right hand toward Israel's left hand, and Manasseh in his left hand toward Israel's right hand, and brought them near unto him. ویوسف را برکت داده، گفت: «خدایی که درحضور وی پدرانم، ابراهیم و اسحاق، سالک بودندی، خدایی که مرا از روز بودنم تا امروزرعایت کرده است، bible_en_fa And Israel stretched out his right hand, and laid it upon Ephraim's head, who was the younger, and his left hand upon Manasseh's head, guiding his hands wittingly; for Manasseh was the firstborn. آن فرشته‌ای که مرا از هربدی خلاصی داده، این دو پسر را برکت دهد، ونام من و نامهای پدرانم، ابراهیم و اسحاق، برایشان خوانده شود، و در وسط زمین بسیار کثیرشوند.» bible_en_fa And he blessed Joseph, and said, God, before whom my fathers Abraham and Isaac did walk, the God which fed me all my life long unto this day, و چون یوسف دید که پدرش دست راست خود را بر سر افرایم نهاد، بنظرش ناپسند آمد، ودست پدر خود را گرفت، تا آن را از سر افرایم به‌سر منسی نقل کند. bible_en_fa The Angel which redeemed me from all evil, bless the lads; and let my name be named on them, and the name of my fathers Abraham and Isaac; and let them grow into a multitude in the midst of the earth. و یوسف به پدر خود گفت: «ای پدر من، نه چنین، زیرا نخست زاده این است، دست راست خود را به‌سر او بگذار.» bible_en_fa And when Joseph saw that his father laid his right hand upon the head of Ephraim, it displeased him: and he held up his father's hand, to remove it from Ephraim's head unto Manasseh's head. اماپدرش ابا نموده، گفت: «می‌دانم‌ای پسرم! می‌دانم! او نیز قومی خواهد شد و او نیز بزرگ خواهد گردید، لیکن برادر کهترش از وی بزرگترخواهد شد و ذریت او امتهای بسیار خواهندگردید.» bible_en_fa And Joseph said unto his father, Not so, my father: for this is the firstborn; put thy right hand upon his head. و در آن روز، او ایشان را برکت داده، گفت: «به تو، اسرائیل، برکت طلبیده، خواهند گفت که خدا تو را مثل افرایم و منسی کرداناد.» پس افرایم را به منسی ترجیح داد. bible_en_fa And his father refused, and said, I know it, my son, I know it: he also shall become a people, and he also shall be great: but truly his younger brother shall be greater than he, and his seed shall become a multitude of nations. و اسرائیل به یوسف گفت: «همانا من می‌میرم، و خدا با شما خواهدبود، و شما را به زمین پدران شما باز خواهد آورد.و من به تو حصه‌ای زیاده از برادرانت می‌دهم، که آن را از دست اموریان به شمشیر و کمان خودگرفتم.» bible_en_fa And he blessed them that day, saying, In thee shall Israel bless, saying, God make thee as Ephraim and as Manasseh: and he set Ephraim before Manasseh. و من به تو حصه‌ای زیاده از برادرانت می‌دهم، که آن را از دست اموریان به شمشیر و کمان خودگرفتم.» bible_en_fa And Israel said unto Joseph, Behold, I die: but God shall be with you, and bring you again unto the land of your fathers. و یعقوب، پسران خود را خوانده، گفت: «جمع شوید تا شما را از آنچه درایام آخر به شما واقع خواهد شد، خبر دهم. bible_en_fa Moreover I have given to thee one portion above thy brethren, which I took out of the hand of the Amorite with my sword and with my bow. ‌ای پسران یعقوب جمع شوید و بشنوید! و به پدرخود، اسرائیل، گوش گیرید. bible_en_fa And Jacob called unto his sons, and said, Gather yourselves together, that I may tell you that which shall befall you in the last days. «ای روبین! تو نخست زاده منی، توانایی من وابتدای قوتم، فضیلت رفعت و فضیلت قدرت. bible_en_fa Gather yourselves together, and hear, ye sons of Jacob; and hearken unto Israel your father. جوشان مثل آب، برتری نخواهی یافت، زیرا که بر بستر پدر خود برآمدی. آنگاه آن را بی‌حرمت ساختی، به بستر من برآمد. bible_en_fa Reuben, thou art my firstborn, my might, and the beginning of my strength, the excellency of dignity, and the excellency of power: «شمعون و لاوی برادرند. آلات ظلم، شمشیرهای ایشان است. bible_en_fa Unstable as water, thou shalt not excel; because thou wentest up to thy father's bed; then defiledst thou it: he went up to my couch. ‌ای نفس من به مشورت ایشان داخل مشو، و‌ای جلال من به محفل ایشان متحد مباش زیرا در غضب خودمردم را کشتند. و در خودرایی خویش گاوان راپی کردند. bible_en_fa Simeon and Levi are brethren; instruments of cruelty are in their habitations. ملعون باد خشم ایشان، که سخت بود، و غضب ایشان زیرا که تند بود! ایشان را دریعقوب متفرق سازم و در اسرائیل پراکنده کنم. bible_en_fa O my soul, come not thou into their secret; unto their assembly, mine honour, be not thou united: for in their anger they slew a man, and in their selfwill they digged down a wall. «ای یهودا تو را برادرانت خواهند ستود. دستت بر گردن دشمنانت خواهد بود، و پسران پدرت، تو را تعظیم خواهند کرد. bible_en_fa Cursed be their anger, for it was fierce; and their wrath, for it was cruel: I will divide them in Jacob, and scatter them in Israel. یهوداشیربچه‌ای است، ای پسرم از شکار برآمدی. مثل شیر خویشتن را جمع کرده، در کمین می‌خوابد وچون شیرماده‌ای است. کیست او را برانگیزاند؟ bible_en_fa Judah, thou art he whom thy brethren shall praise: thy hand shall be in the neck of thine enemies; thy father's children shall bow down before thee. عصا از یهودا دور نخواهد شد. و نه فرمان فرمایی از میان پایهای وی تا شیلو بیاید. ومر او را اطاعت امتها خواهد بود. bible_en_fa Judah is a lion's whelp: from the prey, my son, thou art gone up: he stooped down, he couched as a lion, and as an old lion; who shall rouse him up? کره خود رابه تاک و کره الاغ خویش را به مو بسته. جامه خودرا به شراب، و رخت خویش را به عصیر انگورمی شوید. bible_en_fa The sceptre shall not depart from Judah, nor a lawgiver from between his feet, until Shiloh come; and unto him shall the gathering of the people be. چشمانش به شراب سرخ و دندانش به شیر سفید است. bible_en_fa Binding his foal unto the vine, and his ass's colt unto the choice vine; he washed his garments in wine, and his clothes in the blood of grapes: «زبولون، بر کنار دریا ساکن شود، و نزدبندر کشتیها. و حدود او تا به صیدون خواهدرسید. bible_en_fa His eyes shall be red with wine, and his teeth white with milk. یساکار حمار قوی است در میان آغلهاخوابیده. bible_en_fa Zebulun shall dwell at the haven of the sea; and he shall be for an haven of ships; and his border shall be unto Zidon. چون محل آرمیدن را دید که پسندیده است، و زمین را دلگشا یافت، پس گردن خویش را برای بار خم کرد، و بنده خراج گردید. bible_en_fa Issachar is a strong ass couching down between two burdens: «دان، قوم خود را داوری خواهد کرد، چون یکی از اسباط اسرائیل. bible_en_fa And he saw that rest was good, and the land that it was pleasant; and bowed his shoulder to bear, and became a servant unto tribute. دان، ماری خواهد بود به‌سر راه، و افعی بر کنار طریق که پاشنه اسب رابگزد تا سوارش از عقب افتد. bible_en_fa Dan shall judge his people, as one of the tribes of Israel. ‌ای یهوه منتظرنجات تو می‌باشم. bible_en_fa Dan shall be a serpent by the way, an adder in the path, that biteth the horse heels, so that his rider shall fall backward. «جاد، گروهی بر وی هجوم خواهند‌آورد، و او به عقب ایشان هجوم خواهد آورد. bible_en_fa I have waited for thy salvation, O LORD. اشیر، نان او چرب خواهد بود، و لذات ملوکانه خواهدداد. bible_en_fa Gad, a troop shall overcome him: but he shall overcome at the last. نفتالی، غزال آزادی است، که سخنان حسنه خواهد داد. bible_en_fa Out of Asher his bread shall be fat, and he shall yield royal dainties. «یوسف، شاخه باروری است. شاخه باروربر سر چشمه‌ای که شاخه هایش از دیوار برآید. bible_en_fa Naphtali is a hind let loose: he giveth goodly words. تیراندازان او را رنجانیدند، و تیر انداختند واذیت رسانیدند. bible_en_fa Joseph is a fruitful bough, even a fruitful bough by a well; whose branches run over the wall: لیکن کمان وی در قوت قایم ماند. و بازوهای دستش به‌دست قدیر یعقوب مقوی گردید که از آنجاست شبان و صخره اسرائیل. bible_en_fa The archers have sorely grieved him, and shot at him, and hated him: از خدای پدرت که تو را اعانت می‌کند، و از قادرمطلق که تو را برکت می‌دهد، به برکات آسمانی از اعلی و برکات لجه‌ای که دراسفل واقع است، و برکات پستانها و رحم. bible_en_fa But his bow abode in strength, and the arms of his hands were made strong by the hands of the mighty God of Jacob; (from thence is the shepherd, the stone of Israel:) برکات پدرت بر برکات جبال ازلی فایق آمد، وبر حدود کوههای ابدی و بر سر یوسف خواهدبود، و بر فرق او که از برادرانش برگزیده شد. bible_en_fa Even by the God of thy father, who shall help thee; and by the Almighty, who shall bless thee with blessings of heaven above, blessings of the deep that lieth under, blessings of the breasts, and of the womb: «بنیامین، گرگی است که می‌درد. صبحگاهان شکار را خواهد خورد، و شامگاهان غارت را تقسیم خواهد کرد.» bible_en_fa The blessings of thy father have prevailed above the blessings of my progenitors unto the utmost bound of the everlasting hills: they shall be on the head of Joseph, and on the crown of the head of him that was separate from his brethren. همه اینان دوازده سبط اسرائیلند، و این است آنچه پدرایشان، بدیشان گفت و ایشان را برکت داد، و هریک را موافق برکت وی برکت داد. bible_en_fa Benjamin shall ravin as a wolf: in the morning he shall devour the prey, and at night he shall divide the spoil. پس ایشان را وصیت فرموده، گفت: «من به قوم خود ملحق می‌شوم، مرا با پدرانم در مغاره‌ای که در صحرای عفرون حتی است، دفن کنید. bible_en_fa All these are the twelve tribes of Israel: and this is it that their father spake unto them, and blessed them; every one according to his blessing he blessed them. در مغاره‌ای که در صحرای مکفیله است، که درمقابل ممری در زمین کنعان واقع است، که ابراهیم آن را با آن صحرا از عفرون حتی برای ملکیت مقبره خرید. bible_en_fa And he charged them, and said unto them, I am to be gathered unto my people: bury me with my fathers in the cave that is in the field of Ephron the Hittite, آنجا ابراهیم و زوجه‌اش، ساره رادفن کردند؛ آنجا اسحاق و زوجه او رفقه را دفن کردند؛ و آنجا لیه را دفن نمودم. bible_en_fa In the cave that is in the field of Machpelah, which is before Mamre, in the land of Canaan, which Abraham bought with the field of Ephron the Hittite for a possession of a buryingplace. خرید آن صحرا و مغاره‌ای که در آن است از بنی حت بود.»و چون یعقوب وصیت را با پسران خود به پایان برد، پایهای خود را به بستر کشیده، جان بداد و به قوم خویش ملحق گردید. bible_en_fa There they buried Abraham and Sarah his wife; there they buried Isaac and Rebekah his wife; and there I buried Leah. و چون یعقوب وصیت را با پسران خود به پایان برد، پایهای خود را به بستر کشیده، جان بداد و به قوم خویش ملحق گردید. bible_en_fa The purchase of the field and of the cave that is therein was from the children of Heth. و یوسف بر روی پدر خود افتاده، بروی گریست و او را بوسید. bible_en_fa And when Jacob had made an end of commanding his sons, he gathered up his feet into the bed, and yielded up the ghost, and was gathered unto his people. و یوسف طبیبانی را که از بندگان او بودند، امر فرمود تا پدراو را حنوط کنند. و طبیبان، اسرائیل را حنوطکردند. bible_en_fa And Joseph fell upon his father's face, and wept upon him, and kissed him. و چهل روز در کار وی سپری شد، زیراکه این قدر روزها در حنوط کردن صرف می‌شد، و اهل مصر هفتاد روز برای وی ماتم گرفتند. bible_en_fa And Joseph commanded his servants the physicians to embalm his father: and the physicians embalmed Israel. وچون ایام ماتم وی تمام شد، یوسف اهل خانه فرعون را خطاب کرده، گفت: «اگر الان در نظرشما التفات یافته‌ام، در گوش فرعون عرض کرده، بگویید: bible_en_fa And forty days were fulfilled for him; for so are fulfilled the days of those which are embalmed: and the Egyptians mourned for him threescore and ten days. "پدرم مرا سوگند داده، گفت: اینک من می‌میرم؛ در قبری که برای خویشتن در زمین کنعان کنده‌ام، آنجا مرا دفن کن." اکنون بروم و پدرخود را دفن کرده، مراجعت نمایم.» bible_en_fa And when the days of his mourning were past, Joseph spake unto the house of Pharaoh, saying, If now I have found grace in your eyes, speak, I pray you, in the ears of Pharaoh, saying, فرعون گفت: «برو و چنانکه پدرت به تو سوگند داده است، او را دفن کن.» bible_en_fa My father made me swear, saying, Lo, I die: in my grave which I have digged for me in the land of Canaan, there shalt thou bury me. Now therefore let me go up, I pray thee, and bury my father, and I will come again. پس یوسف روانه شد تا پدرخود را دفن کند، و همه نوکران فرعون که مشایخ خانه وی بودند، و جمیع مشایخ زمین مصر با او رفتند. bible_en_fa And Pharaoh said, Go up, and bury thy father, according as he made thee swear. و همه اهل خانه یوسف و برادرانش واهل خانه پدرش، جز اینکه اطفال و گله‌ها ورمه های خود را در زمین جوشن واگذاشتند. bible_en_fa And Joseph went up to bury his father: and with him went up all the servants of Pharaoh, the elders of his house, and all the elders of the land of Egypt, وارابه‌ها نیز و سواران، همراهش رفتند؛ و انبوهی بسیار کثیر بودند. bible_en_fa And all the house of Joseph, and his brethren, and his father's house: only their little ones, and their flocks, and their herds, they left in the land of Goshen. پس به خرمنگاه اطاد که آنطرف اردن است رسیدند، و در آنجا ماتمی عظیم و بسیار سخت گرفتند، و برای پدر خودهفت روز نوحه گری نمود. bible_en_fa And there went up with him both chariots and horsemen: and it was a very great company. و چون کنعانیان ساکن آن زمین، این ماتم را در خرمنگاه اطاددیدند، گفتند: «این برای مصریان ماتم سخت است.» از این‌رو آن موضع را آبل مصرایم نامیدند، که بدان طرف اردن واقع است. bible_en_fa And they came to the threshingfloor of Atad, which is beyond Jordan, and there they mourned with a great and very sore lamentation: and he made a mourning for his father seven days. همچنان پسران او بدان طوریکه امر فرموده بود، کردند. bible_en_fa And when the inhabitants of the land, the Canaanites, saw the mourning in the floor of Atad, they said, This is a grievous mourning to the Egyptians: wherefore the name of it was called Abel-mizraim, which is beyond Jordan. و پسرانش، او را به زمین کنعان بردند. و او را در مغاره صحرای مکفیله، که ابراهیم با آن صحرا از عفرون حتی برای ملکیت مقبره خریده بود، در مقابل ممری دفن کردند. bible_en_fa And his sons did unto him according as he commanded them: و یوسف بعد از دفن پدر خود، با برادران خویش و همه کسانی که برای دفن پدرش با وی رفته بودند، به مصر برگشتند. bible_en_fa For his sons carried him into the land of Canaan, and buried him in the cave of the field of Machpelah, which Abraham bought with the field for a possession of a buryingplace of Ephron the Hittite, before Mamre. و چون برادران یوسف دیدند که پدر ایشان مرده است، گفتند: «اگر یوسف الان از ما کینه دارد، هر آینه مکافات همه بدی را که به وی کرده‌ایم به ما خواهد رسانید.» bible_en_fa And Joseph returned into Egypt, he, and his brethren, and all that went up with him to bury his father, after he had buried his father. پس نزد یوسف فرستاده، گفتند: «پدر تو قبل از مردنش امرفرموده، گفت: bible_en_fa And when Joseph's brethren saw that their father was dead, they said, Joseph will peradventure hate us, and will certainly requite us all the evil which we did unto him. به یوسف چنین بگویید: التماس دارم که گناه و خطای برادران خود را عفوفرمایی، زیرا که به تو بدی کرده‌اند، پس اکنون گناه بندگان خدای پدر خود را عفو فرما.» و چون به وی سخن‌گفتند، یوسف بگریست. bible_en_fa And they sent a messenger unto Joseph, saying, Thy father did command before he died, saying, وبرادرانش نیز آمده، به حضور وی افتادند، وگفتند: «اینک غلامان تو هستیم.» bible_en_fa So shall ye say unto Joseph, Forgive, I pray thee now, the trespass of thy brethren, and their sin; for they did unto thee evil: and now, we pray thee, forgive the trespass of the servants of the God of thy father. And Joseph wept when they spake unto him. یوسف ایشان را گفت: «مترسید زیرا که آیا من در جای خدا هستم؟ bible_en_fa And his brethren also went and fell down before his face; and they said, Behold, we be thy servants. شما درباره من بد اندیشیدید، لیکن خدا از آن قصد نیکی کرد، تا کاری کند که قوم کثیری را احیا نماید، چنانکه امروز شده است. bible_en_fa And Joseph said unto them, Fear not: for am I in the place of God? و الان ترسان مباشید. من، شما را واطفال شما را می‌پرورانم.» پس ایشان را تسلی دادو سخنان دل آویز بدیشان گفت. bible_en_fa But as for you, ye thought evil against me; but God meant it unto good, to bring to pass, as it is this day, to save much people alive. و یوسف در مصر ساکن ماند، او و اهل خانه پدرش. و یوسف صد و ده سال زندگانی کرد. bible_en_fa Now therefore fear ye not: I will nourish you, and your little ones. And he comforted them, and spake kindly unto them. ویوسف پسران پشت سوم افرایم را دید. و پسران ماکیر، پسر منسی نیز بر زانوهای یوسف تولدیافتند. bible_en_fa And Joseph dwelt in Egypt, he, and his father's house: and Joseph lived an hundred and ten years. و یوسف، برادران خود را گفت: «من می‌میرم، و یقین خدا از شما تفقد خواهد نمود، وشما را از این زمین به زمینی که برای ابراهیم واسحاق و یعقوب قسم خورده است، خواهدبرد.»و یوسف به بنی‌اسرائیل سوگند داده، گفت: «هر آینه خدا از شما تفقد خواهد نمود، واستخوانهای مرا از اینجا خواهید برداشت.» bible_en_fa And Joseph saw Ephraim's children of the third generation: the children also of Machir the son Manasseh were brought up upon Joseph's knees. و یوسف به بنی‌اسرائیل سوگند داده، گفت: «هر آینه خدا از شما تفقد خواهد نمود، واستخوانهای مرا از اینجا خواهید برداشت.» bible_en_fa And Joseph said unto his brethren, I die: and God will surely visit you, and bring you out of this land unto the land which he sware to Abraham, to Isaac, and to Jacob. و این است نامهای پسران اسرائیل که به مصر آمدند، هر کس با اهل خانه‌اش همراه یعقوب آمدند: bible_en_fa And Joseph took an oath of the children of Israel, saying, God will surely visit you, and ye shall carry up my bones from hence. روبین و شمعون و لاوی ویهودا، bible_en_fa So Joseph died, being an hundred and ten years old: and they embalmed him, and he was put in a coffin in Egypt. یساکار و زبولون و بنیامین، bible_en_fa Now these are the names of the children of Israel, which came into Egypt; every man and his household came with Jacob. و دان ونفتالی، و جاد و اشیر. bible_en_fa Reuben, Simeon, Levi, and Judah, و همه نفوسی که از صلب یعقوب پدید آمدند هفتاد نفر بودند. و یوسف درمصر بود. bible_en_fa Issachar, Zebulun, and Benjamin, و یوسف و همه برادرانش، و تمامی آن طبقه مردند. bible_en_fa Dan, and Naphtali, Gad, and Asher. و بنی‌اسرائیل بارور و منتشر شدند، وکثیر و بی‌نهایت زورآور گردیدند. و زمین ازایشان پر گشت. bible_en_fa And all the souls that came out of the loins of Jacob were seventy souls: for Joseph was in Egypt already. اما پادشاهی دیگر بر مصربرخاست که یوسف را نشناخت. bible_en_fa And Joseph died, and all his brethren, and all that generation. و به قوم خودگفت: «همانا قوم بنی‌اسرائیل از ما زیاده وزورآورترند. bible_en_fa And the children of Israel were fruitful, and increased abundantly, and multiplied, and waxed exceeding mighty; and the land was filled with them. بیایید با ایشان به حکمت رفتارکنیم، مبادا که زیاد شوند. و واقع شود که چون جنگ پدید آید، ایشان نیز با دشمنان ماهمداستان شوند، و با ما جنگ کرده، از زمین بیرون روند.» bible_en_fa Now there arose up a new king over Egypt, which knew not Joseph. پس سرکاران بر ایشان گماشتند، تا ایشان را به‌کارهای دشوار ذلیل سازند، و برای فرعون شهرهای خزینه، یعنی فیتوم و رعمسیس را بناکردند. bible_en_fa And he said unto his people, Behold, the people of the children of Israel are more and mightier than we: لیکن چندانکه بیشتر ایشان را ذلیل ساختند، زیادتر متزاید و منتشر گردیدند، و ازبنی‌اسرائیل احتراز می‌نمودند. bible_en_fa Come on, let us deal wisely with them; lest they multiply, and it come to pass, that, when there falleth out any war, they join also unto our enemies, and fight against us, and so get them up out of the land. و مصریان ازبنی‌اسرائیل به ظلم خدمت گرفتند. bible_en_fa Therefore they did set over them taskmasters to afflict them with their burdens. And they built for Pharaoh treasure cities, Pithom and Raamses. و جانهای ایشان را به بندگی سخت، به گل کاری وخشت سازی و هر گونه عمل صحرایی، تلخ ساختندی. و هر خدمتی که بر ایشان نهادندی به ظلم می‌بود. bible_en_fa But the more they afflicted them, the more they multiplied and grew. And they were grieved because of the children of Israel. و پادشاه مصر به قابله های عبرانی که یکی را شفره و دیگری را فوعه نام بود، امرکرده، bible_en_fa And the Egyptians made the children of Israel to serve with rigour: گفت: «چون قابله گری برای زنان عبرانی بکنید، و بر سنگها نگاه کنید، اگر پسر باشد او رابکشید، و اگر دختر بود زنده بماند.» bible_en_fa And they made their lives bitter with hard bondage, in morter, and in brick, and in all manner of service in the field: all their service, wherein they made them serve, was with rigour. لکن قابله‌ها از خدا ترسیدند، و آنچه پادشاه مصربدیشان فرموده بود نکردند، بلکه پسران را زنده گذاردند. bible_en_fa And the king of Egypt spake to the Hebrew midwives, of which the name of the one was Shiphrah, and the name of the other Puah: پس پادشاه مصر قابله‌ها را طلبیده، بدیشان گفت: «چرا این کار را کردید، و پسران را زنده گذاردید؟» bible_en_fa And he said, When ye do the office of a midwife to the Hebrew women, and see them upon the stools; if it be a son, then ye shall kill him: but if it be a daughter, then she shall live. قابله‌ها به فرعون گفتند: «از این سبب که زنان عبرانی چون زنان مصری نیستند، بلکه زورآورند، و قبل از رسیدن قابله می‌زایند.» bible_en_fa But the midwives feared God, and did not as the king of Egypt commanded them, but saved the men children alive. و خدا با قابله‌ها احسان نمود، و قوم کثیرشدند، و بسیار توانا گردیدند. bible_en_fa And the king of Egypt called for the midwives, and said unto them, Why have ye done this thing, and have saved the men children alive? و واقع شدچونکه قابله‌ها از خدا ترسیدند، خانه‌ها برای ایشان بساخت.و فرعون قوم خود را امر کرده، گفت: «هر پسری که زاییده شود به نهر اندازید، وهر دختری را زنده نگاه دارید. bible_en_fa And the midwives said unto Pharaoh, Because the Hebrew women are not as the Egyptian women; for they are lively, and are delivered ere the midwives come in unto them. و فرعون قوم خود را امر کرده، گفت: «هر پسری که زاییده شود به نهر اندازید، وهر دختری را زنده نگاه دارید. bible_en_fa Therefore God dealt well with the midwives: and the people multiplied, and waxed very mighty. و شخصی از خاندان لاوی رفته، یکی ازدختران لاوی را به زنی گرفت. bible_en_fa And it came to pass, because the midwives feared God, that he made them houses. و آن زن حامله شده، پسری بزاد. و چون او را نیکومنظردید، وی را سه ماه نهان داشت. bible_en_fa And Pharaoh charged all his people, saying, Every son that is born ye shall cast into the river, and every daughter ye shall save alive. و چون نتوانست او را دیگر پنهان دارد، تابوتی از نی برایش گرفت، و آن را به قیر و زفت اندوده، طفل را در آن نهاد، وآن را در نیزار به کنار نهر گذاشت. bible_en_fa And there went a man of the house of Levi, and took to wife a daughter of Levi. و خواهرش ازدور ایستاد تا بداند او را چه می‌شود. bible_en_fa And the woman conceived, and bare a son: and when she saw him that he was a goodly child, she hid him three months. و دخترفرعون برای غسل به نهر فرود آمد. و کنیزانش به کنار نهر می‌گشتند. پس تابوت را در میان نیزاردیده، کنیزک خویش را فرستاد تا آن را بگیرد. bible_en_fa And when she could not longer hide him, she took for him an ark of bulrushes, and daubed it with slime and with pitch, and put the child therein; and she laid it in the flags by the river's brink. وچون آن را بگشاد، طفل را دید و اینک پسری گریان بود. پس دلش بر وی بسوخت و گفت: «این از اطفال عبرانیان است.» bible_en_fa And his sister stood afar off, to wit what would be done to him. و خواهر وی به دخترفرعون گفت: «آیا بروم و زنی شیرده را از زنان عبرانیان نزدت بخوانم تا طفل را برایت شیردهد؟» bible_en_fa And the daughter of Pharaoh came down to wash herself at the river; and her maidens walked along by the river's side; and when she saw the ark among the flags, she sent her maid to fetch it. دختر فرعون به وی گفت: «برو.» پس آن دختر رفته، مادر طفل را بخواند. bible_en_fa And when she had opened it, she saw the child: and, behold, the babe wept. And she had compassion on him, and said, This is one of the Hebrews' children. و دختر فرعون گفت: «این طفل را ببر و او را برای من شیر بده ومزد تو را خواهم داد.» پس آن زن طفل رابرداشته، بدو شیر می‌داد. bible_en_fa Then said his sister to Pharaoh's daughter, Shall I go and call to thee a nurse of the Hebrew women, that she may nurse the child for thee? و چون طفل نموکرد، وی را نزد دختر فرعون برد، و او را پسر شد. و وی را موسی نام نهاد زیرا گفت: «او را از آب کشیدم.» bible_en_fa And Pharaoh's daughter said to her, Go. And the maid went and called the child's mother. و واقع شد در آن ایام که چون موسی بزرگ شد، نزد برادران خود بیرون آمد، و به‌کارهای دشوار ایشان نظر انداخته، شخصی مصری را دیدکه شخصی عبرانی را که از برادران او بود، می‌زند. bible_en_fa And Pharaoh's daughter said unto her, Take this child away, and nurse it for me, and I will give thee thy wages. And the woman took the child, and nursed it. پس به هر طرف نظر افکنده، چون کسی را ندید، آن مصری را کشت، و او را در ریگ پنهان ساخت. bible_en_fa And the child grew, and she brought him unto Pharaoh's daughter, and he became her son. And she called his name Moses: and she said, Because I drew him out of the water. و روز دیگر بیرون آمد، که ناگاه دومرد عبرانی منازعه می‌کنند، پس به ظالم گفت: «چرا همسایه خود را می‌زنی.» bible_en_fa And it came to pass in those days, when Moses was grown, that he went out unto his brethren, and looked on their burdens: and he spied an Egyptian smiting an Hebrew, one of his brethren. گفت: «کیست که تو را بر ما حاکم یا داور ساخته است، مگر تومی خواهی مرا بکشی چنانکه آن مصری راکشتی؟» پس موسی ترسید و گفت: «یقین این امرشیوع یافته است.» bible_en_fa And he looked this way and that way, and when he saw that there was no man, he slew the Egyptian, and hid him in the sand. و چون فرعون این ماجرا رابشنید، قصد قتل موسی کرد، و موسی از حضورفرعون فرار کرده، در زمین مدیان ساکن شد. و برسر چاهی بنشست. bible_en_fa And when he went out the second day, behold, two men of the Hebrews strove together: and he said to him that did the wrong, Wherefore smitest thou thy fellow? و کاهن مدیان را هفت دختر بود که آمدند و آب کشیده، آبخورها را پرکردند، تا گله پدر خویش را سیراب کنند. bible_en_fa And he said, Who made thee a prince and a judge over us? intendest thou to kill me, as thou killedst the Egyptian? And Moses feared, and said, Surely this thing is known. وشبانان نزدیک آمدند، تا ایشان را دور کنند. آنگاه موسی برخاسته، ایشان را مدد کرد، و گله ایشان راسیراب نمود. bible_en_fa Now when Pharaoh heard this thing, he sought to slay Moses. But Moses fled from the face of Pharaoh, and dwelt in the land of Midian: and he sat down by a well. و چون نزد پدر خود رعوئیل آمدند، او گفت: «چگونه امروز بدین زودی برگشتید؟» bible_en_fa Now the priest of Midian had seven daughters: and they came and drew water, and filled the troughs to water their father's flock. گفتند: «شخصی مصری ما را ازدست شبانان رهایی داد، و آب نیز برای ما کشیده، گله را سیراب نمود.» bible_en_fa And the shepherds came and drove them away: but Moses stood up and helped them, and watered their flock. پس به دختران خودگفت: «او کجاست؟ چرا آن مرد را ترک کردید؟ وی را بخوانید تا نان خورد.» bible_en_fa And when they came to Reuel their father, he said, How is it that ye are come so soon to day? و موسی راضی شد که با آن مرد ساکن شود، و او دختر خود، صفوره را به موسی داد. bible_en_fa And they said, An Egyptian delivered us out of the hand of the shepherds, and also drew water enough for us, and watered the flock. و آن زن پسری زایید، و (موسی ) او را جرشون نام نهاد، چه گفت: «در زمین بیگانه نزیل شدم.» bible_en_fa And he said unto his daughters, And where is he? why is it that ye have left the man? call him, that he may eat bread. و واقع شد بعد از ایام بسیار که پادشاه مصربمرد، و بنی‌اسرائیل به‌سبب بندگی آه کشیده، استغاثه کردند، و ناله ایشان به‌سبب بندگی نزد خدا برآمد. bible_en_fa And Moses was content to dwell with the man: and he gave Moses Zipporah his daughter. و خدا ناله ایشان را شنید، و خداعهد خود را با ابراهیم و اسحاق و یعقوب بیادآورد.و خدا بر بنی‌اسرائیل نظر کرد و خدادانست. bible_en_fa And she bare him a son, and he called his name Gershom: for he said, I have been a stranger in a strange land. و خدا بر بنی‌اسرائیل نظر کرد و خدادانست. bible_en_fa And it came to pass in process of time, that the king of Egypt died: and the children of Israel sighed by reason of the bondage, and they cried, and their cry came up unto God by reason of the bondage. و اما موسی گله پدر زن خود، یترون، کاهن مدیان را شبانی می‌کرد، و گله را بدان طرف صحرا راند و به حوریب که جبل الله باشد آمد. bible_en_fa And God heard their groaning, and God remembered his covenant with Abraham, with Isaac, and with Jacob. وفرشته خداوند در شعله آتش از میان بوته‌ای بروی ظاهر شد، و چون او نگریست، اینک آن بوته به آتش مشتعل است اما سوخته نمی شود. bible_en_fa And God looked upon the children of Israel, and God had respect unto them. وموسی گفت: «اکنون بدان طرف شوم، و این امرغریب را ببینم، که بوته چرا سوخته نمی شود.» bible_en_fa Now Moses kept the flock of Jethro his father in law, the priest of Midian: and he led the flock to the backside of the desert, and came to the mountain of God, even to Horeb. چون خداوند دید که برای دیدن مایل بدان سومی شود، خدا از میان بوته به وی ندا درداد و گفت: «ای موسی! ای موسی!» گفت: «لبیک.» bible_en_fa And the angel of the LORD appeared unto him in a flame of fire out of the midst of a bush: and he looked, and, behold, the bush burned with fire, and the bush was not consumed. گفت: «بدین جا نزدیک میا، نعلین خود را از پایهایت بیرون کن، زیرا مکانی که در آن ایستاده‌ای زمین مقدس است.» bible_en_fa And Moses said, I will now turn aside, and see this great sight, why the bush is not burnt. و گفت: «من هستم خدای پدرت، خدای ابراهیم، و خدای اسحاق، وخدای یعقوب.» آنگاه موسی روی خود راپوشانید، زیرا ترسید که به خدا بنگرد. bible_en_fa And when the LORD saw that he turned aside to see, God called unto him out of the midst of the bush, and said, Moses, Moses. And he said, Here am I. وخداوند گفت: «هر آینه مصیبت قوم خود را که درمصرند دیدم، و استغاثه ایشان را از دست سرکاران ایشان شنیدم، زیرا غمهای ایشان رامی دانم. bible_en_fa And he said, Draw not nigh hither: put off thy shoes from off thy feet, for the place whereon thou standest is holy ground. و نزول کردم تا ایشان را از دست مصریان خلاصی دهم، و ایشان را از آن زمین به زمین نیکو و وسیع برآورم، به زمینی که به شیر وشهد جاری است، به مکان کنعانیان و حتیان و اموریان و فرزیان و حویان و یبوسیان. bible_en_fa Moreover he said, I am the God of thy father, the God of Abraham, the God of Isaac, and the God of Jacob. And Moses hid his face; for he was afraid to look upon God. و الان اینک استغاثه بنی‌اسرائیل نزد من رسیده است، وظلمی را نیز که مصریان بر ایشان می‌کنند، دیده‌ام. bible_en_fa And the LORD said, I have surely seen the affliction of my people which are in Egypt, and have heard their cry by reason of their taskmasters; for I know their sorrows; پس اکنون بیا تا تو را نزد فرعون بفرستم، و قوم من، بنی‌اسرائیل را از مصر بیرون آوری.» bible_en_fa And I am come down to deliver them out of the hand of the Egyptians, and to bring them up out of that land unto a good land and a large, unto a land flowing with milk and honey; unto the place of the Canaanites, and the Hittites, and the Amorites, and the Perizzites, and the Hivites, and the Jebusites. موسی به خدا گفت: «من کیستم که نزدفرعون بروم، و بنی‌اسرائیل را از مصر بیرون آورم؟» bible_en_fa Now therefore, behold, the cry of the children of Israel is come unto me: and I have also seen the oppression wherewith the Egyptians oppress them. گفت: «البته با تو خواهم بود. و علامتی که من تو را فرستاده‌ام، این باشد که چون قوم را ازمصر بیرون آوردی، خدا را بر این کوه عبادت خواهید کرد.» bible_en_fa Come now therefore, and I will send thee unto Pharaoh, that thou mayest bring forth my people the children of Israel out of Egypt. موسی به خدا گفت: «اینک چون من نزد بنی‌اسرائیل برسم، و بدیشان گویم خدای پدران شما مرا نزد شما فرستاده است، و ازمن بپرسند که نام او چیست، بدیشان چه گویم؟» bible_en_fa And Moses said unto God, Who am I, that I should go unto Pharaoh, and that I should bring forth the children of Israel out of Egypt? خدا به موسی گفت: «هستم آنکه هستم.» وگفت: «به بنی‌اسرائیل چنین بگو: اهیه (هستم ) مرانزد شما فرستاد.» bible_en_fa And he said, Certainly I will be with thee; and this shall be a token unto thee, that I have sent thee: When thou hast brought forth the people out of Egypt, ye shall serve God upon this mountain. و خدا باز به موسی گفت: «به بنی‌اسرائیل چنین بگو، یهوه خدای پدران شما، خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوب، مرا نزد شما فرستاده، این است نام من تا ابدالاباد، و این است یادگاری من نسلا بعد نسل. bible_en_fa And Moses said unto God, Behold, when I come unto the children of Israel, and shall say unto them, The God of your fathers hath sent me unto you; and they shall say to me, What is his name? what shall I say unto them? برو ومشایخ بنی‌اسرائیل را جمع کرده، بدیشان بگو: یهوه خدای پدران شما، خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب، به من ظاهر شده، گفت: هر آینه از شماو از آنچه به شما در مصر کرده‌اند، تفقد کرده‌ام، bible_en_fa And God said unto Moses, I AM THAT I AM: and he said, Thus shalt thou say unto the children of Israel, I AM hath sent me unto you. و گفتم شما را از مصیبت مصر بیرون خواهم آورد، به زمین کنعانیان و حتیان و اموریان وفرزیان و حویان و یبوسیان، به زمینی که به شیر وشهد جاری است. bible_en_fa And God said moreover unto Moses, Thus shalt thou say unto the children of Israel, The LORD God of your fathers, the God of Abraham, the God of Isaac, and the God of Jacob, hath sent me unto you: this is my name for ever, and this is my memorial unto all generations. و سخن تو را خواهندشنید، و تو با مشایخ اسرائیل، نزد پادشاه مصر بروید، و به وی گویید: یهوه خدای عبرانیان ما راملاقات کرده است. و الان سفر سه روزه به صحرابرویم، تا برای یهوه خدای خود قربانی بگذرانیم. bible_en_fa Go, and gather the elders of Israel together, and say unto them, The LORD God of your fathers, the God of Abraham, of Isaac, and of Jacob, appeared unto me, saying, I have surely visited you, and seen that which is done to you in Egypt: و من می‌دانم که پادشاه مصر شما را نمی گذاردبروید، و نه هم به‌دست زورآور. bible_en_fa And I have said, I will bring you up out of the affliction of Egypt unto the land of the Canaanites, and the Hittites, and the Amorites, and the Perizzites, and the Hivites, and the Jebusites, unto a land flowing with milk and honey. پس دست خود را دراز خواهم کرد، و مصر را به همه عجایب خود که در میانش به ظهور می‌آورم خواهم زد، و بعد از آن شما را رها خواهد کرد. bible_en_fa And they shall hearken to thy voice: and thou shalt come, thou and the elders of Israel, unto the king of Egypt, and ye shall say unto him, The LORD God of the Hebrews hath met with us: and now let us go, we beseech thee, three days' journey into the wilderness, that we may sacrifice to the LORD our God. و این قوم را در نظر مصریان مکرم خواهم ساخت، و واقع خواهد شد که چون بروید تهی‌دست نخواهید رفت.بلکه هر زنی از همسایه خود و مهمان خانه خویش آلات نقره و آلات طلا و رخت خواهد خواست، و به پسران ودختران خود خواهید پوشانید، و مصریان راغارت خواهید نمود.» bible_en_fa And I am sure that the king of Egypt will not let you go, no, not by a mighty hand. بلکه هر زنی از همسایه خود و مهمان خانه خویش آلات نقره و آلات طلا و رخت خواهد خواست، و به پسران ودختران خود خواهید پوشانید، و مصریان راغارت خواهید نمود.» bible_en_fa And I will stretch out my hand, and smite Egypt with all my wonders which I will do in the midst thereof: and after that he will let you go. تصدیق نخواهند کرد، و سخن مرانخواهند شنید، بلکه خواهند گفت یهوه بر توظاهر نشده است.» bible_en_fa And I will give this people favour in the sight of the Egyptians: and it shall come to pass, that, when ye go, ye shall not go empty: پس خداوند به وی گفت: «آن چیست در دست تو؟» گفت: «عصا.» bible_en_fa But every woman shall borrow of her neighbour, and of her that sojourneth in her house, jewels of silver, and jewels of gold, and raiment: and ye shall put them upon your sons, and upon your daughters; and ye shall spoil the Egyptians. گفت: «آن را بر زمین بینداز.» و چون آن را به زمین انداخت، ماری گردید و موسی از نزدش گریخت. bible_en_fa And Moses answered and said, But, behold, they will not believe me, nor hearken unto my voice: for they will say, The LORD hath not appeared unto thee. پس خداوند به موسی گفت: «دست خود رادراز کن و دمش را بگیر.» پس دست خود را درازکرده، آن را بگرفت، که در دستش عصا شد. bible_en_fa And the LORD said unto him, What is that in thine hand? And he said, A rod. «تاآنکه باور کنند که یهوه خدای پدران ایشان، خدای ابراهیم، خدای اسحاق، و خدای یعقوب، به تو ظاهر شد.» bible_en_fa And he said, Cast it on the ground. And he cast it on the ground, and it became a serpent; and Moses fled from before it. و خداوند دیگرباره وی راگفت: «دست خود را در گریبان خود بگذار.» چون دست به گریبان خود برد، و آن را بیرون آورد، اینک دست او مثل برف مبروص شد. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Put forth thine hand, and take it by the tail. And he put forth his hand, and caught it, and it became a rod in his hand: پس گفت: «دست خود را باز به گریبان خود بگذار.» چون دست به گریبان خود باز برد، و آن را بیرون آورد، اینک مثل سایر بدنش باز آمده بود. bible_en_fa That they may believe that the LORD God of their fathers, the God of Abraham, the God of Isaac, and the God of Jacob, hath appeared unto thee. «وواقع خواهد شد که اگر تو را تصدیق نکنند، وآواز آیت نخستین را نشنوند، همانا آواز آیت دوم را باور خواهند کرد. bible_en_fa And the LORD said furthermore unto him, Put now thine hand into thy bosom. And he put his hand into his bosom: and when he took it out, behold, his hand was leprous as snow. و هر گاه این دو آیت راباور نکردند و سخن تو را نشنیدند، آنگاه از آب نهر گرفته، به خشکی بریز، و آبی که از نهر گرفتی بر روی خشکی به خون مبدل خواهد شد.» bible_en_fa And he said, Put thine hand into thy bosom again. And he put his hand into his bosom again; and plucked it out of his bosom, and, behold, it was turned again as his other flesh. پس موسی به خداوند گفت: «ای خداوند، من مردی فصیح نیستم، نه در سابق و نه از وقتی که به بنده خود سخن گفتی، بلکه بطی الکلام و کندزبان.» bible_en_fa And it shall come to pass, if they will not believe thee, neither hearken to the voice of the first sign, that they will believe the voice of the latter sign. خداوند گفت: «کیست که زبان به انسان داد، و گنگ و کر و بینا و نابینا را که آفرید؟ آیا نه من که یهوه هستم؟ bible_en_fa And it shall come to pass, if they will not believe also these two signs, neither hearken unto thy voice, that thou shalt take of the water of the river, and pour it upon the dry land: and the water which thou takest out of the river shall become blood upon the dry land. پس الان برو و من با زبانت خواهم بود، و هر‌چه باید بگویی تو را خواهم آموخت.» bible_en_fa And Moses said unto the LORD, O my Lord, I am not eloquent, neither heretofore, nor since thou hast spoken unto thy servant: but I am slow of speech, and of a slow tongue. گفت: «استدعا دارم‌ای خداوند که بفرستی به‌دست هر‌که می‌فرستی.» bible_en_fa And the LORD said unto him, Who hath made man's mouth? or who maketh the dumb, or deaf, or the seeing, or the blind? have not I the LORD? آنگاه خشم خداوند بر موسی مشتعل شدو گفت: «آیا برادرت، هارون لاوی را نمی دانم که او فصیح الکلام است؟ و اینک او نیز به استقبال توبیرون می‌آید، و چون تو را ببیند، در دل خود شادخواهد گردید. bible_en_fa Now therefore go, and I will be with thy mouth, and teach thee what thou shalt say. و بدو سخن خواهی گفت وکلام را به زبان وی القا خواهی کرد، و من با زبان توو با زبان او خواهم بود، و آنچه باید بکنید شما راخواهم آموخت. bible_en_fa And he said, O my Lord, send, I pray thee, by the hand of him whom thou wilt send. و او برای تو به قوم سخن خواهد گفت، و او مر تو را به‌جای زبان خواهدبود، و تو او را به‌جای خدا خواهی بود. bible_en_fa And the anger of the LORD was kindled against Moses, and he said, Is not Aaron the Levite thy brother? I know that he can speak well. And also, behold, he cometh forth to meet thee: and when he seeth thee, he will be glad in his heart. و این عصا را به‌دست خود بگیر که به آن آیات را ظاهر سازی.» bible_en_fa And thou shalt speak unto him, and put words in his mouth: and I will be with thy mouth, and with his mouth, and will teach you what ye shall do. پس موسی روانه شده، نزد پدر زن خود، یترون، برگشت و به وی گفت: «بروم و نزد برادران خود که در مصرند برگردم، و ببینم که تا کنون زنده‌اند.» یترون به موسی گفت: «به سلامتی برو.» bible_en_fa And he shall be thy spokesman unto the people: and he shall be, even he shall be to thee instead of a mouth, and thou shalt be to him instead of God. و خداوند در مدیان به موسی گفت: «روانه شده به مصر برگرد، زیرا آنانی که در قصد جان توبودند، مرده‌اند.» bible_en_fa And thou shalt take this rod in thine hand, wherewith thou shalt do signs. پس موسی زن خویش وپسران خود را برداشته، ایشان را بر الاغ سوارکرده، به زمین مصر مراجعت نمود، و موسی عصای خدا را به‌دست خود گرفت. bible_en_fa And Moses went and returned to Jethro his father in law, and said unto him, Let me go, I pray thee, and return unto my brethren which are in Egypt, and see whether they be yet alive. And Jethro said to Moses, Go in peace. و خداوندبه موسی گفت: «چون روانه شده، به مصرمراجعت کردی، آگاه باش که همه علاماتی را که به‌دستت سپرده‌ام به حضور فرعون ظاهر سازی، و من دل او را سخت خواهم ساخت تا قوم را رهانکند. bible_en_fa And the LORD said unto Moses in Midian, Go, return into Egypt: for all the men are dead which sought thy life. و به فرعون بگو خداوند چنین می‌گوید: اسرائیل، پسر من و نخست زاده من است، bible_en_fa And Moses took his wife and his sons, and set them upon an ass, and he returned to the land of Egypt: and Moses took the rod of God in his hand. و به تو می‌گویم پسرم را رها کن تا مرا عبادت نماید، واگر از رها کردنش ابا نمایی، همانا پسر تو، یعنی نخست زاده تو را می‌کشم.» bible_en_fa And the LORD said unto Moses, When thou goest to return into Egypt, see that thou do all those wonders before Pharaoh, which I have put in thine hand: but I will harden his heart, that he shall not let the people go. و واقع شد در بین راه که خداوند در منزل بدو برخورده، قصد قتل وی نمود. bible_en_fa And thou shalt say unto Pharaoh, Thus saith the LORD, Israel is my son, even my firstborn: آنگاه صفوره سنگی تیز گرفته، غلفه پسر خود را ختنه کرد و نزد پای وی انداخته، گفت: «تو مرا شوهرخون هستی.» bible_en_fa And I say unto thee, Let my son go, that he may serve me: and if thou refuse to let him go, behold, I will slay thy son, even thy firstborn. پس او وی را رها کرد، آنگاه (صفوره ) گفت: «شوهر خون هستی، » به‌سبب ختنه. bible_en_fa And it came to pass by the way in the inn, that the LORD met him, and sought to kill him. و خداوند به هارون گفت: «به سوی صحرا به استقبال موسی برو.» پس روانه شد و او را در جبل الله ملاقات کرده، او را بوسید. bible_en_fa Then Zipporah took a sharp stone, and cut off the foreskin of her son, and cast it at his feet, and said, Surely a bloody husband art thou to me. وموسی از جمیع کلمات خداوند که او را فرستاده بود، و از همه آیاتی که به وی امر فرموده بود، هارون را خبر داد. bible_en_fa So he let him go: then she said, A bloody husband thou art, because of the circumcision. پس موسی و هارون رفته، کل مشایخ بنی‌اسرائیل را جمع کردند. bible_en_fa And the LORD said to Aaron, Go into the wilderness to meet Moses. And he went, and met him in the mount of God, and kissed him. وهارون همه سخنانی را که خداوند به موسی فرموده بود، باز‌گفت، و آیات را به نظر قوم ظاهرساخت.و قوم ایمان آوردند. و چون شنیدندکه خداوند از بنی‌اسرائیل تفقد نموده، و به مصیبت ایشان نظر انداخته است، به روی درافتاده، سجده کردند. bible_en_fa And Moses told Aaron all the words of the LORD who had sent him, and all the signs which he had commanded him. و قوم ایمان آوردند. و چون شنیدندکه خداوند از بنی‌اسرائیل تفقد نموده، و به مصیبت ایشان نظر انداخته است، به روی درافتاده، سجده کردند. bible_en_fa And Moses and Aaron went and gathered together all the elders of the children of Israel: و بعد از آن موسی و هارون آمده، به فرعون گفتند: «یهوه خدای اسرائیل چنین می‌گوید: قوم مرا رها کن تا برای من در صحرا عیدنگاه دارند.» bible_en_fa And Aaron spake all the words which the LORD had spoken unto Moses, and did the signs in the sight of the people. فرعون گفت: «یهوه کیست که قول او را بشنوم و اسرائیل را رهایی دهم؟ یهوه رانمی شناسم و اسرائیل را نیز رها نخواهم کرد.» bible_en_fa And the people believed: and when they heard that the LORD had visited the children of Israel, and that he had looked upon their affliction, then they bowed their heads and worshipped. گفتند: «خدای عبرانیان ما را ملاقات کرده است، پس الان سفر سه روزه به صحرا برویم، ونزد یهوه، خدای خود، قربانی بگذرانیم، مبادا مارا به وبا یا شمشیر مبتلا سازد.» bible_en_fa And afterward Moses and Aaron went in, and told Pharaoh, Thus saith the LORD God of Israel, Let my people go, that they may hold a feast unto me in the wilderness. پس پادشاه مصربدیشان گفت: «ای موسی و هارون چرا قوم را ازکارهای ایشان بازمی دارید؟ به شغلهای خودبروید!» bible_en_fa And Pharaoh said, Who is the LORD, that I should obey his voice to let Israel go? I know not the LORD, neither will I let Israel go. و فرعون گفت: «اینک الان اهل زمین بسیارند، و ایشان را از شغلهای ایشان بیکارمی سازید.» bible_en_fa And they said, The God of the Hebrews hath met with us: let us go, we pray thee, three days' journey into the desert, and sacrifice unto the LORD our God; lest he fall upon us with pestilence, or with the sword. و در آن روز، فرعون سرکاران و ناظران قوم خود را قدغن فرموده، گفت: bible_en_fa And the king of Egypt said unto them, Wherefore do ye, Moses and Aaron, let the people from their works? get you unto your burdens. «بعد از این، کاه برای خشت سازی مثل سابق بدین قوم مدهید. خود بروند و کاه برای خویشتن جمع کنند. bible_en_fa And Pharaoh said, Behold, the people of the land now are many, and ye make them rest from their burdens. وهمان حساب خشتهایی را که پیشتر می‌ساختند، برایشان بگذارید، و از آن هیچ کم مکنید، زیراکاهلند، و از این‌رو فریاد می‌کنند و می‌گویند: برویم تا برای خدای خود قربانی گذرانیم. bible_en_fa And Pharaoh commanded the same day the taskmasters of the people, and their officers, saying, وخدمت ایشان سخت‌تر شود تا در آن مشغول شوند، و به سخنان باطل اعتنا نکنند.» bible_en_fa Ye shall no more give the people straw to make brick, as heretofore: let them go and gather straw for themselves. پس سرکاران و ناظران قوم بیرون آمده، قوم را خطاب کرده، گفتند: «فرعون چنین می‌فرماید که من کاه به شما نمی دهم. bible_en_fa And the tale of the bricks, which they did make heretofore, ye shall lay upon them; ye shall not diminish ought thereof: for they be idle; therefore they cry, saying, Let us go and sacrifice to our God. خود بروید و کاه برای خود ازهرجا که بیابید بگیرید، و از خدمت شما هیچ کم نخواهد شد.» bible_en_fa Let there more work be laid upon the men, that they may labour therein; and let them not regard vain words. پس قوم در تمامی زمین مصر پراکنده شدند تا خاشاک به عوض کاه جمع کنند. bible_en_fa And the taskmasters of the people went out, and their officers, and they spake to the people, saying, Thus saith Pharaoh, I will not give you straw. وسرکاران، ایشان را شتابانیده، گفتند: «کارهای خود را تمام کنید، یعنی حساب هر روز را درروزش، مثل وقتی که کاه بود.» bible_en_fa Go ye, get you straw where ye can find it: yet not ought of your work shall be diminished. و ناظران، بنی‌اسرائیل را که سرکاران فرعون بر ایشان گماشته بودند، می‌زدند و می‌گفتند: «چرا خدمت معین خشت سازی خود را در این‌روزها مثل سابق تمام نمی کنید؟» bible_en_fa So the people were scattered abroad throughout all the land of Egypt to gather stubble instead of straw. آنگاه ناظران بنی‌اسرائیل آمده، نزد فرعون فریاد کرده، گفتند: «چرا به بندگان خود چنین می‌کنی؟ bible_en_fa And the taskmasters hasted them, saying, Fulfil your works, your daily tasks, as when there was straw. کاه به بندگانت نمی دهند و می‌گویند: خشت برای مابسازید! و اینک بندگانت را می‌زنند و اما خطا ازقوم تو می‌باشد.» bible_en_fa And the officers of the children of Israel, which Pharaoh's taskmasters had set over them, were beaten, and demanded, Wherefore have ye not fulfilled your task in making brick both yesterday and to day, as heretofore? گفت: «کاهل هستید. شماکاهلید! از این سبب شما می‌گویید: برویم و برای خداوند قربانی بگذرانیم. bible_en_fa Then the officers of the children of Israel came and cried unto Pharaoh, saying, Wherefore dealest thou thus with thy servants? اکنون رفته، خدمت بکنید، و کاه به شما داده نخواهد شد، و حساب خشت را خواهید داد.» bible_en_fa There is no straw given unto thy servants, and they say to us, Make brick: and, behold, thy servants are beaten; but the fault is in thine own people. و ناظران بنی‌اسرائیل دیدند که در بدی گرفتار شده‌اند، زیرا گفت: «ازحساب یومیه خشتهای خود هیچ کم مکنید.» bible_en_fa But he said, Ye are idle, ye are idle: therefore ye say, Let us go and do sacrifice to the LORD. و چون از نزد فرعون بیرون آمدند، به موسی وهارون برخوردند، که برای ملاقات ایشان ایستاده بودند. bible_en_fa Go therefore now, and work; for there shall no straw be given you, yet shall ye deliver the tale of bricks. و بدیشان گفتند: «خداوند بر شما بنگردو داوری فرماید! زیرا که رایحه ما را نزد فرعون وملازمانش متعفن ساخته‌اید، و شمشیری به‌دست ایشان داده‌اید تا ما را بکشند.» bible_en_fa And the officers of the children of Israel did see that they were in evil case, after it was said, Ye shall not minish ought from your bricks of your daily task. آنگاه موسی نزد خداوند برگشته، گفت: «خداوندا چرا بدین قوم بدی کردی؟ و برای چه مرا فرستادی؟زیرا از وقتی که نزد فرعون آمدم تا به نام تو سخن گویم، بدین قوم بدی کرده است و قوم خود را هرگز خلاصی ندادی.» bible_en_fa And they met Moses and Aaron, who stood in the way, as they came forth from Pharaoh: زیرا از وقتی که نزد فرعون آمدم تا به نام تو سخن گویم، بدین قوم بدی کرده است و قوم خود را هرگز خلاصی ندادی.» bible_en_fa And they said unto them, The LORD look upon you, and judge; because ye have made our savour to be abhorred in the eyes of Pharaoh, and in the eyes of his servants, to put a sword in their hand to slay us. خداوند به موسی گفت: «الان خواهی دیدآنچه به فرعون می‌کنم، زیرا که به‌دست قوی ایشان را رها خواهد کرد، و به‌دست زورآورایشان را از زمین خود خواهد راند.» bible_en_fa And Moses returned unto the LORD, and said, Lord, wherefore hast thou so evil entreated this people? why is it that thou hast sent me? و خدا به موسی خطاب کرده، وی را گفت: «من یهوه هستم. bible_en_fa For since I came to Pharaoh to speak in thy name, he hath done evil to this people; neither hast thou delivered thy people at all. و به ابراهیم و اسحاق و یعقوب به نام خدای قادرمطلق ظاهر شدم، لیکن به نام خود، یهوه، نزد ایشان معروف نگشتم. bible_en_fa Then the LORD said unto Moses, Now shalt thou see what I will do to Pharaoh: for with a strong hand shall he let them go, and with a strong hand shall he drive them out of his land. و عهد خود رانیز با ایشان استوار کردم، که زمین کنعان را بدیشان دهم، یعنی زمین غربت ایشان را که در آن غریب بودند. bible_en_fa And God spake unto Moses, and said unto him, I am the LORD: و من نیز چون ناله بنی‌اسرائیل را که مصریان ایشان را مملوک خود ساخته‌اند، شنیدم، عهد خود را بیاد آوردم. bible_en_fa And I appeared unto Abraham, unto Isaac, and unto Jacob, by the name of God Almighty, but by my name JEHOVAH was I not known to them. بنابراین بنی‌اسرائیل رابگو، من یهوه هستم، و شما را از زیر مشقتهای مصریان بیرون خواهم آورد، و شما را از بندگی ایشان رهایی دهم، و شما را به بازوی بلند و به داوری های عظیم نجات دهم. bible_en_fa And I have also established my covenant with them, to give them the land of Canaan, the land of their pilgrimage, wherein they were strangers. و شما را خواهم گرفت تا برای من قوم شوید، و شما را خداخواهم بود، و خواهید دانست که من یهوه هستم، خدای شما، که شما را از مشقتهای مصریان بیرون آوردم. bible_en_fa And I have also heard the groaning of the children of Israel, whom the Egyptians keep in bondage; and I have remembered my covenant. و شما را خواهم رسانید به زمینی که درباره آن قسم خوردم که آن را به ابراهیم واسحاق و یعقوب بخشم، پس آن را به ارثیت شماخواهم داد. من یهوه هستم.» bible_en_fa Wherefore say unto the children of Israel, I am the LORD, and I will bring you out from under the burdens of the Egyptians, and I will rid you out of their bondage, and I will redeem you with a stretched out arm, and with great judgments: و موسی بنی‌اسرائیل را بدین مضمون گفت، لیکن بسبب تنگی روح و سختی خدمت، او رانشنیدند. bible_en_fa And I will take you to me for a people, and I will be to you a God: and ye shall know that I am the LORD your God, which bringeth you out from under the burdens of the Egyptians. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And I will bring you in unto the land, concerning the which I did swear to give it to Abraham, to Isaac, and to Jacob; and I will give it you for an heritage: I am the LORD. «برو و به فرعون پادشاه مصر بگو که بنی‌اسرائیل را از زمین خود رهایی دهد.» bible_en_fa And Moses spake so unto the children of Israel: but they hearkened not unto Moses for anguish of spirit, and for cruel bondage. وموسی به حضور خداوند عرض کرده، گفت: «اینک بنی‌اسرائیل مرا نمی شنوند، پس چگونه فرعون مرا بشنود، و حال آنکه من نامختون لب هستم؟» bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و خداوند به موسی و هارون تکلم نموده، ایشان را به سوی بنی‌اسرائیل و به سوی فرعون پادشاه مصر مامور کرد، تا بنی‌اسرائیل را از زمین مصر بیرون آورند. bible_en_fa Go in, speak unto Pharaoh king of Egypt, that he let the children of Israel go out of his land. و اینانند روسای خاندانهای آبای ایشان: پسران روبین، نخست زاده اسرائیل، حنوک و فلو و حصرون و کرمی؛ اینانندقبایل روبین. bible_en_fa And Moses spake before the LORD, saying, Behold, the children of Israel have not hearkened unto me; how then shall Pharaoh hear me, who am of uncircumcised lips? و پسران شمعون: یموئیل و یامین و اوهد و یاکین و صوحر و شاول که پسر زن کنعانی بود؛ اینانند قبایل شمعون. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses and unto Aaron, and gave them a charge unto the children of Israel, and unto Pharaoh king of Egypt, to bring the children of Israel out of the land of Egypt. و این است نامهای پسران لاوی به حسب پیدایش ایشان: جرشون و قهات و مراری. و سالهای عمر لاوی صد و سی و هفت سال بود. bible_en_fa These be the heads of their fathers' houses: The sons of Reuben the firstborn of Israel; Hanoch, and Pallu, Hezron, and Carmi: these be the families of Reuben. پسران جرشون: لبنی و شمعی، به حسب قبایل ایشان. bible_en_fa And the sons of Simeon; Jemuel, and Jamin, and Ohad, and Jachin, and Zohar, and Shaul the son of a Canaanitish woman: these are the families of Simeon. و پسران قهات: عمرام و یصهار و حبرون و عزیئیل. وسالهای عمر قهات صد و سی و سه سال بود. bible_en_fa And these are the names of the sons of Levi according to their generations; Gershon, and Kohath, and Merari: and the years of the life of Levi were an hundred thirty and seven years. وپسران مراری: محلی و موشی؛ اینانند قبایل لاویان به حسب پیدایش ایشان. bible_en_fa The sons of Gershon; Libni, and Shimi, according to their families. و عمرام عمه خود، یوکابد را به زنی گرفت، و او برای وی هارون و موسی را زایید، و سالهای عمر عمرام صد و سی و هفت سال بود. bible_en_fa And the sons of Kohath; Amram, and Izhar, and Hebron, and Uzziel: and the years of the life of Kohath were an hundred thirty and three years. و پسران یصهار: قورح و نافج و زکری. bible_en_fa And the sons of Merari; Mahali and Mushi: these are the families of Levi according to their generations. و پسران عزیئیل: میشائیل و ایلصافن و ستری. bible_en_fa And Amram took him Jochebed his father's sister to wife; and she bare him Aaron and Moses: and the years of the life of Amram were an hundred and thirty and seven years. و هارون، الیشابع، دختر عمیناداب، خواهر نحشون را به زنی گرفت، و برایش ناداب و ابیهو و العازر وایتامر را زایید. bible_en_fa And the sons of Izhar; Korah, and Nepheg, and Zichri. و پسران قورح: اسیر و القانه وابیاساف؛ اینانند قبایل قورحیان. bible_en_fa And the sons of Uzziel; Mishael, and Elzaphan, and Zithri. و العازر بن هارون یکی از دختران فوتیئیل را به زنی گرفت، وبرایش فینحاس را زایید؛ اینانند روسای آبای لاویان، بحسب قبایل ایشان. bible_en_fa And Aaron took him Elisheba, daughter of Amminadab, sister of Naashon, to wife; and she bare him Nadab, and Abihu, Eleazar, and Ithamar. اینانند هارون وموسی که خداوند بدیشان گفت: «بنی‌اسرائیل رابا جنود ایشان از زمین مصر بیرون آورید.» bible_en_fa And the sons of Korah; Assir, and Elkanah, and Abiasaph: these are the families of the Korhites. اینانند که به فرعون پادشاه مصر سخن‌گفتند، برای بیرون آوردن بنی‌اسرائیل از مصر. اینان موسی و هارونند. bible_en_fa And Eleazar Aaron's son took him one of the daughters of Putiel to wife; and she bare him Phinehas: these are the heads of the fathers of the Levites according to their families. و واقع شد در روزی که خداوند در زمین مصر موسی را خطاب کرد. bible_en_fa These are that Aaron and Moses, to whom the LORD said, Bring out the children of Israel from the land of Egypt according to their armies. که خداوند به موسی فرموده، گفت: «من یهوه هستم هر‌آنچه من به تو گویم آن را به فرعون پادشاه مصر بگو.»وموسی به حضور خداوند عرض کرد: «اینک من نامختون لب هستم، پس چگونه فرعون مرابشنود؟» bible_en_fa These are they which spake to Pharaoh king of Egypt, to bring out the children of Israel from Egypt: these are that Moses and Aaron. وموسی به حضور خداوند عرض کرد: «اینک من نامختون لب هستم، پس چگونه فرعون مرابشنود؟» bible_en_fa And it came to pass on the day when the LORD spake unto Moses in the land of Egypt, و خداوند به موسی گفت: «ببین تو را برفرعون خدا ساخته‌ام، و برادرت، هارون، نبی تو خواهد بود. bible_en_fa That the LORD spake unto Moses, saying, I am the LORD: speak thou unto Pharaoh king of Egypt all that I say unto thee. هرآنچه به تو امر نمایم تو آن را بگو، و برادرت هارون، آن را به فرعون بازگوید، تا بنی‌اسرائیل را از زمین خود رهایی دهد. bible_en_fa And Moses said before the LORD, Behold, I am of uncircumcised lips, and how shall Pharaoh hearken unto me? و من دل فرعون را سخت می‌کنم، و آیات وعلامات خود را در زمین مصر بسیار می‌سازم. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, See, I have made thee a god to Pharaoh: and Aaron thy brother shall be thy prophet. وفرعون به شما گوش نخواهد گرفت، و دست خودرا بر مصر خواهم‌انداخت، تا جنود خود، یعنی قوم خویش بنی‌اسرائیل را از زمین مصر به داوریهای عظیم بیرون آورم. bible_en_fa Thou shalt speak all that I command thee: and Aaron thy brother shall speak unto Pharaoh, that he send the children of Israel out of his land. و مصریان خواهند دانست که من یهوه هستم، چون دست خود را بر مصر دراز کرده، بنی‌اسرائیل را از میان ایشان بیرون آوردم.» bible_en_fa And I will harden Pharaoh's heart, and multiply my signs and my wonders in the land of Egypt. و موسی و هارون چنانکه خداوند بدیشان امر فرموده بود کردند، و هم چنین عمل نمودند. bible_en_fa But Pharaoh shall not hearken unto you, that I may lay my hand upon Egypt, and bring forth mine armies, and my people the children of Israel, out of the land of Egypt by great judgments. و موسی هشتاد ساله بود وهارون هشتاد و سه ساله، وقتی که به فرعون سخن‌گفتند. bible_en_fa And the Egyptians shall know that I am the LORD, when I stretch forth mine hand upon Egypt, and bring out the children of Israel from among them. پس خداوند موسی و هارون را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And Moses and Aaron did as the LORD commanded them, so did they. «چون فرعون شما را خطاب کرده، گوید معجزه‌ای برای خود ظاهر کنید، آنگاه به هارون بگو عصای خود را بگیر، و آن را پیش روی فرعون بینداز، تا اژدها شود.» bible_en_fa And Moses was fourscore years old, and Aaron fourscore and three years old, when they spake unto Pharaoh. آنگاه موسی و هارون نزد فرعون رفتند، و آنچه خداوندفرموده بود کردند. و هارون عصای خود را پیش روی فرعون و پیش روی ملازمانش انداخت، واژدها شد. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses and unto Aaron, saying, و فرعون نیز حکیمان و جادوگران را طلبید و ساحران مصر هم به افسونهای خودچنین کردند، bible_en_fa When Pharaoh shall speak unto you, saying, Shew a miracle for you: then thou shalt say unto Aaron, Take thy rod, and cast it before Pharaoh, and it shall become a serpent. هر یک عصای خود را انداختند و اژدها شد، ولی عصای هارون عصاهای ایشان را بلعید. bible_en_fa And Moses and Aaron went in unto Pharaoh, and they did so as the LORD had commanded: and Aaron cast down his rod before Pharaoh, and before his servants, and it became a serpent. و دل فرعون سخت شد و ایشان رانشنید، چنانکه خداوند گفته بود. bible_en_fa Then Pharaoh also called the wise men and the sorcerers: now the magicians of Egypt, they also did in like manner with their enchantments. و خداوند موسی را گفت: «دل فرعون سخت شده، و از رها کردن قوم ابا کرده است. bible_en_fa For they cast down every man his rod, and they became serpents: but Aaron's rod swallowed up their rods. بامدادان نزد فرعون برو، اینک به سوی آب بیرون می‌آید، و برای ملاقات وی به کنار نهربایست، و عصا را که به مار مبدل گشت، بدست خود بگیر. bible_en_fa And he hardened Pharaoh's heart, that he hearkened not unto them; as the LORD had said. و او را بگو: یهوه خدای عبرانیان مرا نزد تو فرستاده، گفت: قوم مرا رها کن تا مرا درصحرا عبادت نمایند و اینک تا بحال نشنیده‌ای، bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Pharaoh's heart is hardened, he refuseth to let the people go. پس خداوند چنین می‌گوید، از این خواهی دانست که من یهوه هستم، همانا من به عصایی که در دست دارم آب نهر را می‌زنم و به خون مبدل خواهد شد. bible_en_fa Get thee unto Pharaoh in the morning; lo, he goeth out unto the water; and thou shalt stand by the river's brink against he come; and the rod which was turned to a serpent shalt thou take in thine hand. و ماهیانی که در نهرند خواهندمرد، و نهر گندیده شود و مصریان نوشیدن آب نهر را مکروه خواهند داشت.» bible_en_fa And thou shalt say unto him, The LORD God of the Hebrews hath sent me unto thee, saying, Let my people go, that they may serve me in the wilderness: and, behold, hitherto thou wouldest not hear. و خداوند به موسی گفت: «به هارون بگوعصای خود را بگیر و دست خود را بر آبهای مصر دراز کن، بر نهرهای ایشان، و جویهای ایشان، و دریاچه های ایشان، و همه حوضهای آب ایشان، تا خون شود، و در تمامی زمین مصردر ظروف چوبی و ظروف سنگی، خون خواهدبود.» bible_en_fa Thus saith the LORD, In this thou shalt know that I am the LORD: behold, I will smite with the rod that is in mine hand upon the waters which are in the river, and they shall be turned to blood. و موسی و هارون چنانکه خداوند امرفرموده بود، کردند. و عصا را بلند کرده، آب نهر رابه حضور فرعون و به حضور ملازمانش زد، وتمامی آب نهر به خون مبدل شد. bible_en_fa And the fish that is in the river shall die, and the river shall stink; and the Egyptians shall lothe to drink of the water of the river. و ماهیانی که در نهر بودند، مردند. و نهر بگندید، و مصریان از آب نهر نتوانستند نوشید، و در تمامی زمین مصرخون بود. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, Say unto Aaron, Take thy rod, and stretch out thine hand upon the waters of Egypt, upon their streams, upon their rivers, and upon their ponds, and upon all their pools of water, that they may become blood; and that there may be blood throughout all the land of Egypt, both in vessels of wood, and in vessels of stone. و جادوگران مصر به افسونهای خویش هم چنین کردند، و دل فرعون سخت شد، که بدیشان گوش نگرفت، چنانکه خداوند گفته بود. bible_en_fa And Moses and Aaron did so, as the LORD commanded; and he lifted up the rod, and smote the waters that were in the river, in the sight of Pharaoh, and in the sight of his servants; and all the waters that were in the river were turned to blood. و فرعون برگشته، به خانه خود رفت و براین نیز دل خود را متوجه نساخت. bible_en_fa And the fish that was in the river died; and the river stank, and the Egyptians could not drink of the water of the river; and there was blood throughout all the land of Egypt. و همه مصریان گرداگرد نهر برای آب خوردن حفره می‌زدند زیرا که از آب نهر نتوانستند نوشید.وبعد از آنکه خداوند نهر را زده بود، هفت روزسپری شد. bible_en_fa And the magicians of Egypt did so with their enchantments: and Pharaoh's heart was hardened, neither did he hearken unto them; as the LORD had said. وبعد از آنکه خداوند نهر را زده بود، هفت روزسپری شد. bible_en_fa And Pharaoh turned and went into his house, neither did he set his heart to this also. و خداوند موسی را گفت: «نزد فرعون برو، و به وی بگو خداوند چنین می‌گوید: قوم مرا رها کن تا مرا عبادت نمایند، bible_en_fa And all the Egyptians digged round about the river for water to drink; for they could not drink of the water of the river. و اگر تو از رهاکردن ایشان ابا می‌کنی، همانا من تمامی حدود تورا به وزغها مبتلا سازم. bible_en_fa And seven days were fulfilled, after that the LORD had smitten the river. و نهر، وزغها را به کثرت پیدا نماید، به حدی که برآمده، به خانه ات وخوابگاهت و بسترت و خانه های بندگانت و برقومت و به تنورهایت و تغارهای خمیرت، درخواهند آمد، bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, Go unto Pharaoh, and say unto him, Thus saith the LORD, Let my people go, that they may serve me. و بر تو و قوم تو و همه بندگان تو وزغها برخواهند آمد.» bible_en_fa And if thou refuse to let them go, behold, I will smite all thy borders with frogs: و خداوند به موسی گفت: «به هارون بگو: دست خود را با عصای خویش بر نهرها و جویها و دریاچه‌ها دراز کن، ووزغها را بر زمین مصر برآور.» bible_en_fa And the river shall bring forth frogs abundantly, which shall go up and come into thine house, and into thy bedchamber, and upon thy bed, and into the house of thy servants, and upon thy people, and into thine ovens, and into thy kneadingtroughs: پس چون هارون دست خود را بر آبهای مصر دراز کرد، وزغها برآمده، زمین مصر راپوشانیدند. bible_en_fa And the frogs shall come up both on thee, and upon thy people, and upon all thy servants. و جادوگران به افسونهای خودچنین کردند، و وزغها بر زمین مصر برآوردند. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, Say unto Aaron, Stretch forth thine hand with thy rod over the streams, over the rivers, and over the ponds, and cause frogs to come up upon the land of Egypt. آنگاه فرعون موسی و هارون را خوانده، گفت: «نزد خداوند دعا کنید، تا وزغها را از من و قوم من دور کند، و قوم را رها خواهم کرد تا برای خداوندقربانی گذرانند.» bible_en_fa And Aaron stretched out his hand over the waters of Egypt; and the frogs came up, and covered the land of Egypt. موسی به فرعون گفت: «وقتی را برای من معین فرما که برای تو و بندگانت وقومت دعا کنم تا وزغها از تو و خانه ات نابودشوند و فقط در نهر بمانند.» bible_en_fa And the magicians did so with their enchantments, and brought up frogs upon the land of Egypt. گفت: «فردا»، موسی گفت: «موافق سخن تو خواهد شد تا بدانی که مثل یهوه خدای ما دیگری نیست، bible_en_fa Then Pharaoh called for Moses and Aaron, and said, Intreat the LORD, that he may take away the frogs from me, and from my people; and I will let the people go, that they may do sacrifice unto the LORD. و وزغهااز تو و خانه ات و بندگانت و قومت دور خواهندشد و فقط در نهر باقی خواهند ماند.» bible_en_fa And Moses said unto Pharaoh, Glory over me: when shall I intreat for thee, and for thy servants, and for thy people, to destroy the frogs from thee and thy houses, that they may remain in the river only? و موسی و هارون از نزد فرعون بیرون آمدند و موسی درباره وزغهایی که بر فرعون فرستاده بود، نزدخداوند استغاثه نمود. bible_en_fa And he said, To morrow. And he said, Be it according to thy word: that thou mayest know that there is none like unto the LORD our God. و خداوند موافق سخن موسی عمل نمود و وزغها از خانه‌ها و از دهات واز صحراها مردند، bible_en_fa And the frogs shall depart from thee, and from thy houses, and from thy servants, and from thy people; they shall remain in the river only. و آنها را توده توده جمع کردند و زمین متعفن شد. bible_en_fa And Moses and Aaron went out from Pharaoh: and Moses cried unto the LORD because of the frogs which he had brought against Pharaoh. اما فرعون چون دیدکه آسایش پدید آمد، دل خود را سخت کرد وبدیشان گوش نگرفت، چنانکه خداوند گفته بود. bible_en_fa And the LORD did according to the word of Moses; and the frogs died out of the houses, out of the villages, and out of the fields. و خداوند به موسی گفت: «به هارون بگو که عصای خود را دراز کن و غبار زمین را بزن تا درتمامی زمین مصر پشه‌ها بشود.» bible_en_fa And they gathered them together upon heaps: and the land stank. پس چنین کردند و هارون دست خود را با عصای خویش دراز کرد و غبار زمین را زد و پشه‌ها بر انسان وبهایم پدید آمد زیرا که تمامی غبار زمین در کل ارض مصر پشه‌ها گردید، bible_en_fa But when Pharaoh saw that there was respite, he hardened his heart, and hearkened not unto them; as the LORD had said. و جادوگران به افسونهای خود چنین کردند تا پشه‌ها بیرون آورند اما نتوانستند و پشه‌ها بر انسان و بهایم پدیدشد. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Say unto Aaron, Stretch out thy rod, and smite the dust of the land, that it may become lice throughout all the land of Egypt. و جادوگران به فرعون گفتند: «این انگشت خداست.» اما فرعون را دل سخت شد که بدیشان گوش نگرفت، چنانکه خداوند گفته بود. bible_en_fa And they did so; for Aaron stretched out his hand with his rod, and smote the dust of the earth, and it became lice in man, and in beast; all the dust of the land became lice throughout all the land of Egypt. و خداوند به موسی گفت: «بامدادان برخاسته پیش روی فرعون بایست. اینک بسوی آب بیرون می‌آید. و او را بگو: خداوند چنین می‌گوید: قوم مرا رها کن تا مرا عبادت نمایند، bible_en_fa And the magicians did so with their enchantments to bring forth lice, but they could not: so there were lice upon man, and upon beast. زیرا اگر قوم مرا رها نکنی، همانا من بر تو وبندگانت و قومت و خانه هایت انواع مگسهافرستم و خانه های مصریان و زمینی نیز که برآننداز انواع مگسها پر خواهد شد. bible_en_fa Then the magicians said unto Pharaoh, This is the finger of God: and Pharaoh's heart was hardened, and he hearkened not unto them; as the LORD had said. و در آن روززمین جوشن را که قوم من در آن مقیمند، جداسازم که در آنجا مگسی نباشد تا بدانی که من درمیان این زمین یهوه هستم. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Rise up early in the morning, and stand before Pharaoh; lo, he cometh forth to the water; and say unto him, Thus saith the LORD, Let my people go, that they may serve me. و فرقی در میان قوم خود و قوم تو گذارم. فردا این علامت خواهدشد.» bible_en_fa Else, if thou wilt not let my people go, behold, I will send swarms of flies upon thee, and upon thy servants, and upon thy people, and into thy houses: and the houses of the Egyptians shall be full of swarms of flies, and also the ground whereon they are. و خداوند چنین کرد و انواع مگسهای بسیار به خانه فرعون و به خانه های بندگانش و به تمامی زمین مصر آمدند و زمین از مگسها ویران شد. bible_en_fa And I will sever in that day the land of Goshen, in which my people dwell, that no swarms of flies shall be there; to the end thou mayest know that I am the LORD in the midst of the earth. و فرعون موسی و هارون را خوانده گفت: «بروید و برای خدای خود قربانی در این زمین بگذرانید.» bible_en_fa And I will put a division between my people and thy people: to morrow shall this sign be. موسی گفت: «چنین کردن نشایدزیرا آنچه مکروه مصریان است برای یهوه خدای خود ذبح می‌کنیم. اینک چون مکروه مصریان را پیش روی ایشان ذبح نماییم، آیاما را سنگسار نمی کنند؟ bible_en_fa And the LORD did so; and there came a grievous swarm of flies into the house of Pharaoh, and into his servants' houses, and into all the land of Egypt: the land was corrupted by reason of the swarm of flies. سفر سه روزه به صحرا برویم و برای یهوه خدای خود قربانی بگذرانیم چنانکه به ما امر خواهد فرمود.» bible_en_fa And Pharaoh called for Moses and for Aaron, and said, Go ye, sacrifice to your God in the land. فرعون گفت: «من شما را رهایی خواهم داد تا برای یهوه، خدای خود، در صحرا قربانی گذرانید لیکن بسیار دور مروید و برای من دعاکنید.» bible_en_fa And Moses said, It is not meet so to do; for we shall sacrifice the abomination of the Egyptians to the LORD our God: lo, shall we sacrifice the abomination of the Egyptians before their eyes, and will they not stone us? موسی گفت: «همانا من از حضورت بیرون می‌روم و نزد خداوند دعا می‌کنم و مگسهااز فرعون و بندگانش و قومش فردا دور خواهندشد اما زنهار فرعون بار دیگر حیله نکند که قوم رارهایی ندهد تا برای خداوند قربانی گذرانند.» bible_en_fa We will go three days' journey into the wilderness, and sacrifice to the LORD our God, as he shall command us. پس موسی از حضور فرعون بیرون شده نزدخداوند دعا کرد، bible_en_fa And Pharaoh said, I will let you go, that ye may sacrifice to the LORD your God in the wilderness; only ye shall not go very far away: intreat for me. و خداوند موافق سخن موسی عمل کرد و مگسها را از فرعون و بندگانش و قومش دور کرد که یکی باقی نماند.اما در این مرتبه نیز فرعون دل خود را سخت ساخته، قوم رارهایی نداد. bible_en_fa And Moses said, Behold, I go out from thee, and I will intreat the LORD that the swarms of flies may depart from Pharaoh, from his servants, and from his people, to morrow: but let not Pharaoh deal deceitfully any more in not letting the people go to sacrifice to the LORD. اما در این مرتبه نیز فرعون دل خود را سخت ساخته، قوم رارهایی نداد. bible_en_fa And Moses went out from Pharaoh, and intreated the LORD. و خداوند به موسی گفت: «نزد فرعون بروو به وی بگو: یهوه خدای عبرانیان چنین می‌گوید: قوم مرا رها کن تا مرا عبادت کنند. bible_en_fa And the LORD did according to the word of Moses; and he removed the swarms of flies from Pharaoh, from his servants, and from his people; there remained not one. زیرا اگر تو از رهایی دادن ابا نمایی و ایشان را بازنگاه داری، bible_en_fa And Pharaoh hardened his heart at this time also, neither would he let the people go. همانا دست خداوند بر مواشی تو که در صحرایند خواهد شد، بر اسبان و الاغان وشتران و گاوان و گوسفندان، یعنی وبایی بسیارسخت. bible_en_fa Then the LORD said unto Moses, Go in unto Pharaoh, and tell him, Thus saith the LORD God of the Hebrews, Let my people go, that they may serve me. و خداوند در میان مواشی اسرائیلیان ومواشی مصریان فرقی خواهد گذاشت که از آنچه مال بنی‌اسرائیل است، چیزی نخواهد مرد.» bible_en_fa For if thou refuse to let them go, and wilt hold them still, وخداوند وقتی معین نموده، گفت: «فردا خداونداین کار را در این زمین خواهد کرد.» bible_en_fa Behold, the hand of the LORD is upon thy cattle which is in the field, upon the horses, upon the asses, upon the camels, upon the oxen, and upon the sheep: there shall be a very grievous murrain. پس در فرداخداوند این کار را کرد و همه مواشی مصریان مردند و از مواشی بنی‌اسرائیل یکی هم نمرد. bible_en_fa And the LORD shall sever between the cattle of Israel and the cattle of Egypt: and there shall nothing die of all that is the children's of Israel. وفرعون فرستاد و اینک از مواشی اسرائیلیان یکی هم نمرده بود اما دل فرعون سخت شده، قوم رارهایی نداد. bible_en_fa And the LORD appointed a set time, saying, To morrow the LORD shall do this thing in the land. و خداوند به موسی و هارون گفت: «ازخاکستر کوره، مشتهای خود را پر کرده، برداریدو موسی آن را به حضور فرعون بسوی آسمان برافشاند، bible_en_fa And the LORD did that thing on the morrow, and all the cattle of Egypt died: but of the cattle of the children of Israel died not one. و غبار خواهد شد بر تمامی زمین مصر و سوزشی که دملها بیرون آورد بر انسان و بربهایم در تمامی زمین مصر خواهد شد.» bible_en_fa And Pharaoh sent, and, behold, there was not one of the cattle of the Israelites dead. And the heart of Pharaoh was hardened, and he did not let the people go. پس ازخاکستر کوره گرفتند و به حضور فرعون ایستادندو موسی آن را بسوی آسمان پراکند، و سوزشی پدید شده، دملها بیرون آورد، در انسان و دربهایم. bible_en_fa And the LORD said unto Moses and unto Aaron, Take to you handfuls of ashes of the furnace, and let Moses sprinkle it toward the heaven in the sight of Pharaoh. و جادوگران به‌سبب آن سوزش به حضور موسی نتوانستند ایستاد، زیرا که سوزش بر جادوگران و بر همه مصریان بود. bible_en_fa And it shall become small dust in all the land of Egypt, and shall be a boil breaking forth with blains upon man, and upon beast, throughout all the land of Egypt. و خداونددل فرعون را سخت ساخت که بدیشان گوش نگرفت، چنانکه خداوند به موسی گفته بود. bible_en_fa And they took ashes of the furnace, and stood before Pharaoh; and Moses sprinkled it up toward heaven; and it became a boil breaking forth with blains upon man, and upon beast. و خداوند به موسی گفت: «بامدادان برخاسته، پیش روی فرعون بایست، و به وی بگو: یهوه خدای عبرانیان چنین می‌گوید: قوم مرا رهاکن تا مرا عبادت نمایند. bible_en_fa And the magicians could not stand before Moses because of the boils; for the boil was upon the magicians, and upon all the Egyptians. زیرا در این دفعه تمامی بلایای خود را بر دل تو و بندگانت و قومت خواهم فرستاد، تا بدانی که در تمامی جهان مثل من نیست. bible_en_fa And the LORD hardened the heart of Pharaoh, and he hearkened not unto them; as the LORD had spoken unto Moses. زیرا اگر تاکنون دست خود را درازکرده، و تو را و قومت را به وبا مبتلا ساخته بودم، هرآینه از زمین هلاک می‌شدی. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Rise up early in the morning, and stand before Pharaoh, and say unto him, Thus saith the LORD God of the Hebrews, Let my people go, that they may serve me. و لکن برای همین تو را برپا داشته‌ام تا قدرت خود را به تونشان دهم، و نام من در تمامی جهان شایع شود. bible_en_fa For I will at this time send all my plagues upon thine heart, and upon thy servants, and upon thy people; that thou mayest know that there is none like me in all the earth. و آیا تابحال خویشتن را بر قوم من برترمی سازی و ایشان را رهایی نمی دهی؟ bible_en_fa For now I will stretch out my hand, that I may smite thee and thy people with pestilence; and thou shalt be cut off from the earth. همانا فردا این وقت، تگرگی بسیار سخت خواهم بارانید، که مثل آن در مصر از روز بنیانش تاکنون نشده است. bible_en_fa And in very deed for this cause have I raised thee up, for to shew in thee my power; and that my name may be declared throughout all the earth. پس الان بفرست و مواشی خود وآنچه را در صحرا داری جمع کن، زیرا که بر هرانسان و بهایمی که در صحرا یافته شوند، و به خانه‌ها جمع نشوند، تگرگ فرود خواهد آمد وخواهند مرد.» bible_en_fa As yet exaltest thou thyself against my people, that thou wilt not let them go? پس هر کس از بندگان فرعون که از قول خداوند ترسید، نوکران و مواشی خود را به خانه‌ها گریزانید. bible_en_fa Behold, to morrow about this time I will cause it to rain a very grievous hail, such as hath not been in Egypt since the foundation thereof even until now. اما هر‌که دل خود را به کلام خداوند متوجه نساخت، نوکران و مواشی خود رادر صحرا واگذاشت. bible_en_fa Send therefore now, and gather thy cattle, and all that thou hast in the field; for upon every man and beast which shall be found in the field, and shall not be brought home, the hail shall come down upon them, and they shall die. و خداوند به موسی گفت: «دست خود را به سوی آسمان دراز کن، تادر تمامی زمین مصر تگرگ بشود، بر انسان و بربهایم و بر همه نباتات صحرا، در کل ارض مصر.» bible_en_fa He that feared the word of the LORD among the servants of Pharaoh made his servants and his cattle flee into the houses: پس موسی عصای خود را به سوی آسمان دراز کرد، و خداوند رعد و تگرگ داد، و آتش برزمین فرود آمد، و خداوند تگرگ بر زمین مصربارانید. bible_en_fa And he that regarded not the word of the LORD left his servants and his cattle in the field. و تگرگ آمد و آتشی که در میان تگرگ آمیخته بود، و به شدت سخت بود، که مثل آن درتمامی زمین مصر از زمانی که امت شده بودند، نبود. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Stretch forth thine hand toward heaven, that there may be hail in all the land of Egypt, upon man, and upon beast, and upon every herb of the field, throughout the land of Egypt. و در تمامی زمین مصر، تگرگ آنچه را که در صحرا بود، از انسان و بهایم زد. و تگرگ همه نباتات صحرا را زد، و جمیع درختان صحرا راشکست. bible_en_fa And Moses stretched forth his rod toward heaven: and the LORD sent thunder and hail, and the fire ran along upon the ground; and the LORD rained hail upon the land of Egypt. فقط در زمین جوشن، جایی که بنی‌اسرائیل بودند، تگرگ نبود. bible_en_fa So there was hail, and fire mingled with the hail, very grievous, such as there was none like it in all the land of Egypt since it became a nation. آنگاه فرعون فرستاده، موسی و هارون راخواند، و بدیشان گفت: «در این مرتبه گناه کرده‌ام، خداوند عادل است و من و قوم من گناهکاریم. bible_en_fa And the hail smote throughout all the land of Egypt all that was in the field, both man and beast; and the hail smote every herb of the field, and brake every tree of the field. نزد خداوند دعا کنید، زیرا کافی است تا رعدهای خدا و تگرگ دیگر نشود، و شما را رهاخواهم کرد، و دیگر درنگ نخواهید نمود.» bible_en_fa Only in the land of Goshen, where the children of Israel were, was there no hail. موسی به وی گفت: «چون از شهر بیرون روم، دستهای خود را نزد خداوند خواهم افراشت، تارعدها موقوف شود، و تگرگ دیگر نیاید، تا بدانی جهان از آن خداوند است. bible_en_fa And Pharaoh sent, and called for Moses and Aaron, and said unto them, I have sinned this time: the LORD is righteous, and I and my people are wicked. و اما تو و بندگانت، می‌دانم که تابحال از یهوه خدا نخواهید ترسید.» bible_en_fa Intreat the LORD (for it is enough) that there be no more mighty thunderings and hail; and I will let you go, and ye shall stay no longer. و کتان و جو زده شد، زیرا که جو خوشه آورده بود، و کتان تخم داشته. bible_en_fa And Moses said unto him, As soon as I am gone out of the city, I will spread abroad my hands unto the LORD; and the thunder shall cease, neither shall there be any more hail; that thou mayest know how that the earth is the LORD's. و اما گندم و خلر زده نشد زیرا که متاخر بود. bible_en_fa But as for thee and thy servants, I know that ye will not yet fear the LORD God. و موسی از حضورفرعون از شهر بیرون شده، دستهای خود را نزدخداوند برافراشت، و رعدها و تگرگ موقوف شد، و باران بر زمین نبارید. bible_en_fa And the flax and the barley was smitten: for the barley was in the ear, and the flax was bolled. و چون فرعون دیدکه باران و تگرگ و رعدها موقوف شد، باز گناه ورزیده، دل خود را سخت ساخت، هم او و هم بندگانش.پس دل فرعون سخت شده، بنی‌اسرائیل را رهایی نداد، چنانکه خداوند به‌دست موسی گفته بود. bible_en_fa But the wheat and the rie were not smitten: for they were not grown up. پس دل فرعون سخت شده، بنی‌اسرائیل را رهایی نداد، چنانکه خداوند به‌دست موسی گفته بود. bible_en_fa And Moses went out of the city from Pharaoh, and spread abroad his hands unto the LORD: and the thunders and hail ceased, and the rain was not poured upon the earth. و خداوند به موسی گفت: «نزد فرعون برو زیرا که من دل فرعون و دل بندگانش را سخت کرده‌ام، تا این آیات خود را درمیان ایشان ظاهر سازم. bible_en_fa And when Pharaoh saw that the rain and the hail and the thunders were ceased, he sinned yet more, and hardened his heart, he and his servants. و تا آنچه در مصر کردم و آیات خود را که در میان ایشان ظاهر ساختم، بگوش پسرت و پسر پسرت بازگویی تا بدانید که من یهوه هستم.» bible_en_fa And the heart of Pharaoh was hardened, neither would he let the children of Israel go; as the LORD had spoken by Moses. پس موسی و هارون نزد فرعون آمده، به وی گفتند: «یهوه خدای عبرانیان چنین می‌گوید: تا به کی از تواضع کردن به حضور من اباخواهی نمود؟ قوم مرا رها کن تا مرا عبادت کنند. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Go in unto Pharaoh: for I have hardened his heart, and the heart of his servants, that I might shew these my signs before him: زیرا اگر تو از رها کردن قوم من ابا کنی، هرآینه من فردا ملخها در حدود تو فرود آورم. bible_en_fa And that thou mayest tell in the ears of thy son, and of thy son's son, what things I have wrought in Egypt, and my signs which I have done among them; that ye may know how that I am the LORD. که روی زمین را مستور خواهند ساخت، به حدی که زمین را نتوان دید، و تتمه آنچه رسته است که برای شمااز تگرگ باقی‌مانده، خواهند خورد، و هر درختی را که برای شما در صحرا روییده است، خواهندخورد. bible_en_fa And Moses and Aaron came in unto Pharaoh, and said unto him, Thus saith the LORD God of the Hebrews, How long wilt thou refuse to humble thyself before me? let my people go, that they may serve me. و خانه تو و خانه های بندگانت وخانه های همه مصریان را پر خواهند ساخت، به مرتبه‌ای که پدرانت و پدران پدرانت از روزی که بر زمین بوده‌اند تا الیوم ندیده‌اند.» پس روگردانیده، از حضور فرعون بیرون رفت. bible_en_fa Else, if thou refuse to let my people go, behold, to morrow will I bring the locusts into thy coast: آنگاه بندگان فرعون به وی گفتند: «تا به کی برای ما این مرد دامی باشد؟ این مردمان را رها کن تا یهوه، خدای خود را عبادت نمایند. مگرتابحال ندانسته‌ای که مصر ویران شده است؟» bible_en_fa And they shall cover the face of the earth, that one cannot be able to see the earth: and they shall eat the residue of that which is escaped, which remaineth unto you from the hail, and shall eat every tree which groweth for you out of the field: پس موسی و هارون را نزد فرعون برگردانیدند، واو به ایشان گفت: «بروید و یهوه، خدای خود راعبادت کنید، لیکن کیستند که می‌روند؟» bible_en_fa And they shall fill thy houses, and the houses of all thy servants, and the houses of all the Egyptians; which neither thy fathers, nor thy fathers' fathers have seen, since the day that they were upon the earth unto this day. And he turned himself, and went out from Pharaoh. موسی گفت: «با جوانان و پیران خود خواهیم رفت، باپسران و دختران، و گوسفندان و گاوان خودخواهیم رفت، زیرا که ما را عیدی برای خداونداست.» bible_en_fa And Pharaoh's servants said unto him, How long shall this man be a snare unto us? let the men go, that they may serve the LORD their God: knowest thou not yet that Egypt is destroyed? بدیشان گفت: «خداوند با شما چنین باشد، اگر شما را با اطفال شما رهایی دهم با حذرباشید زیرا که بدی پیش روی شماست! bible_en_fa And Moses and Aaron were brought again unto Pharaoh: and he said unto them, Go, serve the LORD your God: but who are they that shall go? نه چنین! بلکه شما که بالغ هستید رفته، خداوند راعبادت کنید، زیرا که این است آنچه خواسته بودید.» پس ایشان را از حضور فرعون بیرون راندند. bible_en_fa And Moses said, We will go with our young and with our old, with our sons and with our daughters, with our flocks and with our herds will we go; for we must hold a feast unto the LORD. و خداوند به موسی گفت: «دست خود رابرای ملخها بر زمین مصر دراز کن، تا بر زمین مصربرآیند، و همه نباتات زمین را که از تگرگ مانده است، بخورند.» bible_en_fa And he said unto them, Let the LORD be so with you, as I will let you go, and your little ones: look to it; for evil is before you. پس موسی عصای خود را برزمین مصر دراز کرد، و خداوند تمامی آن روز، وتمامی آن شب را بادی شرقی بر زمین مصر وزانید، و چون صبح شد، باد شرقی ملخها راآورد. bible_en_fa Not so: go now ye that are men, and serve the LORD; for that ye did desire. And they were driven out from Pharaoh's presence. و ملخها بر تمامی زمین مصر برآمدند، ودر همه حدود مصر نشستند، بسیار سخت که قبل از آن چنین ملخها نبود، و بعد از آن نخواهد بود. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Stretch out thine hand over the land of Egypt for the locusts, that they may come up upon the land of Egypt, and eat every herb of the land, even all that the hail hath left. و روی تمامی زمین را پوشانیدند، که زمین تاریک شد و همه نباتات زمین و همه میوه درختان را که از تگرگ باقی‌مانده بود، خوردند، به حدی که هیچ سبزی بر درخت، و نبات صحرا درتمامی زمین مصر نماند. bible_en_fa And Moses stretched forth his rod over the land of Egypt, and the LORD brought an east wind upon the land all that day, and all that night; and when it was morning, the east wind brought the locusts. آنگاه فرعون، موسی و هارون را به زودی خوانده، گفت: «به یهوه خدای شما و به شما گناه کرده‌ام. bible_en_fa And the locusts went up over all the land of Egypt, and rested in all the coasts of Egypt: very grievous were they; before them there were no such locusts as they, neither after them shall be such. و اکنون این مرتبه فقط گناه مرا عفو فرمایید، و از یهوه خدای خود استدعا نمایید تا این موت را فقط از من برطرف نماید.» bible_en_fa For they covered the face of the whole earth, so that the land was darkened; and they did eat every herb of the land, and all the fruit of the trees which the hail had left: and there remained not any green thing in the trees, or in the herbs of the field, through all the land of Egypt. پس از حضور فرعون بیرون شده، از خداوند استدعا نمود. bible_en_fa Then Pharaoh called for Moses and Aaron in haste; and he said, I have sinned against the LORD your God, and against you. و خداوند بادغربی‌ای بسیار سخت برگردانید، که ملخها رابرداشته، آنها را به دریای قلزم ریخت، و درتمامی حدود مصر ملخی نماند. bible_en_fa Now therefore forgive, I pray thee, my sin only this once, and intreat the LORD your God, that he may take away from me this death only. اما خداونددل فرعون را سخت گردانید، که بنی‌اسرائیل رارهایی نداد. bible_en_fa And he went out from Pharaoh, and intreated the LORD. و خداوند به موسی گفت: «دست خود را به سوی آسمان برافراز، تا تاریکی‌ای بر زمین مصرپدید آید، تاریکی‌ای که بتوان احساس کرد.» bible_en_fa And the LORD turned a mighty strong west wind, which took away the locusts, and cast them into the Red sea; there remained not one locust in all the coasts of Egypt. پس موسی دست خود را به سوی آسمان برافراشت، و تاریکی غلیظ تا سه روز در تمامی زمین مصر پدید آمد. bible_en_fa But the LORD hardened Pharaoh's heart, so that he would not let the children of Israel go. و یکدیگر را نمی دیدند. و تا سه روز کسی از جای خود برنخاست، لیکن برای جمیع بنی‌اسرائیل در مسکنهای ایشان روشنایی بود. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Stretch out thine hand toward heaven, that there may be darkness over the land of Egypt, even darkness which may be felt. و فرعون موسی را خوانده، گفت: «بروید خداوند را عبادت کنید، فقط گله هاو رمه های شما بماند، اطفال شما نیز با شمابروند.» bible_en_fa And Moses stretched forth his hand toward heaven; and there was a thick darkness in all the land of Egypt three days: موسی گفت: «ذبایح و قربانی های سوختنی نیز می‌باید به‌دست ما بدهی، تا نزدیهوه، خدای خود بگذرانیم. bible_en_fa They saw not one another, neither rose any from his place for three days: but all the children of Israel had light in their dwellings. مواشی ما نیز با ماخواهد آمد، یک سمی باقی نخواهد ماند زیرا که از اینها برای عبادت یهوه، خدای خود می‌بایدگرفت، و تا بدانجا نرسیم، نخواهیم دانست به چه چیز خداوند را عبادت کنیم.» bible_en_fa And Pharaoh called unto Moses, and said, Go ye, serve the LORD; only let your flocks and your herds be stayed: let your little ones also go with you. و خداوند، دل فرعون را سخت گردانید که از رهایی دادن ایشان ابا نمود. bible_en_fa And Moses said, Thou must give us also sacrifices and burnt offerings, that we may sacrifice unto the LORD our God. پس فرعون وی را گفت: «از حضورمن برو! و با حذر باش که روی مرا دیگر نبینی، زیرا در روزی که مرا ببینی خواهی مرد.»موسی گفت: «نیکو گفتی، روی تو را دیگرنخواهم دید.» bible_en_fa Our cattle also shall go with us; there shall not an hoof be left behind; for thereof must we take to serve the LORD our God; and we know not with what we must serve the LORD, until we come thither. موسی گفت: «نیکو گفتی، روی تو را دیگرنخواهم دید.» bible_en_fa But the LORD hardened Pharaoh's heart, and he would not let them go. و خداوند به موسی گفت: «یک بلای دیگر بر فرعون و بر مصر می‌آورم، وبعد از آن شما را از اینجا رهایی خواهد داد، وچون شما را رها کند، البته شما را بالکلیه از اینجاخواهد راند. bible_en_fa And Pharaoh said unto him, Get thee from me, take heed to thyself, see my face no more; for in that day thou seest my face thou shalt die. اکنون به گوش قوم بگو که هر مرداز همسایه خود، و هر زن از همسایه‌اش آلات نقره و آلات طلا بخواهند.» bible_en_fa And Moses said, Thou hast spoken well, I will see thy face again no more. و خداوند قوم را درنظر مصریان محترم ساخت. و شخص موسی نیزدر زمین مصر، در نظر بندگان فرعون و در نظرقوم، بسیار بزرگ بود. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Yet will I bring one plague more upon Pharaoh, and upon Egypt; afterwards he will let you go hence: when he shall let you go, he shall surely thrust you out hence altogether. و موسی گفت: «خداوندچنین می‌گوید: قریب به نصف شب در میان مصربیرون خواهم آمد. bible_en_fa Speak now in the ears of the people, and let every man borrow of his neighbour, and every woman of her neighbour, jewels of silver, and jewels of gold. و هر نخست زاده‌ای که در زمین مصر باشد، از نخست زاده فرعون که برتختش نشسته است، تا نخست زاده کنیزی که درپشت دستاس باشد، و همه نخست زادگان بهایم خواهند مرد. bible_en_fa And the LORD gave the people favour in the sight of the Egyptians. Moreover the man Moses was very great in the land of Egypt, in the sight of Pharaoh's servants, and in the sight of the people. و نعره عظیمی در تمامی زمین مصر خواهد بود که مثل آن نشده، و مانند آن دیگر نخواهد شد. bible_en_fa And Moses said, Thus saith the LORD, About midnight will I go out into the midst of Egypt: اما بر جمیع بنی‌اسرائیل سگی زبان خود را تیز نکند، نه بر انسان و نه بربهایم، تا بدانید که خداوند در میان مصریان واسرائیلیان فرقی گذارده است. bible_en_fa And all the firstborn in the land of Egypt shall die, from the firstborn of Pharaoh that sitteth upon his throne, even unto the firstborn of the maidservant that is behind the mill; and all the firstborn of beasts. و این همه بندگان تو به نزد من فرود آمده، و مرا تعظیم کرده، خواهند گفت: تو و تمامی قوم که تابع تو باشند، بیرون روید! و بعد از آن بیرون خواهم رفت.» bible_en_fa And there shall be a great cry throughout all the land of Egypt, such as there was none like it, nor shall be like it any more. و خداوند به موسی گفت: «فرعون به شماگوش نخواهد گرفت، تا آیات من در زمین مصرزیاد شود.»و موسی و هارون جمیع این آیات را به حضور فرعون ظاهر ساختند. اما خداوند دل فرعون را سخت گردانید، و بنی‌اسرائیل را از زمین خود رهایی نداد. bible_en_fa But against any of the children of Israel shall not a dog move his tongue, against man or beast: that ye may know how that the LORD doth put a difference between the Egyptians and Israel. و موسی و هارون جمیع این آیات را به حضور فرعون ظاهر ساختند. اما خداوند دل فرعون را سخت گردانید، و بنی‌اسرائیل را از زمین خود رهایی نداد. bible_en_fa And all these thy servants shall come down unto me, and bow down themselves unto me, saying, Get thee out, and all the people that follow thee: and after that I will go out. And he went out from Pharaoh in a great anger. و خداوند موسی و هارون را در زمین مصر مخاطب ساخته، گفت: bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Pharaoh shall not hearken unto you; that my wonders may be multiplied in the land of Egypt. «این ماه برای شما سر ماهها باشد، این اول از ماههای سال برای شماست. bible_en_fa And Moses and Aaron did all these wonders before Pharaoh: and the LORD hardened Pharaoh's heart, so that he would not let the children of Israel go out of his land. تمامی جماعت اسرائیل راخطاب کرده، گویید که در دهم این ماه هر یکی ازایشان بره‌ای به حسب خانه های پدران خودبگیرند، یعنی برای هر خانه یک بره. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses and Aaron in the land of Egypt, saying, و اگر اهل خانه برای بره کم باشند، آنگاه او و همسایه‌اش که مجاور خانه او باشد آن را به حسب شماره نفوس بگیرند، یعنی هر کس موافق خوراکش بره راحساب کند. bible_en_fa This month shall be unto you the beginning of months: it shall be the first month of the year to you. بره شما بی‌عیب، نرینه یکساله باشد، از گوسفندان یا از بزها آن را بگیرید. bible_en_fa Speak ye unto all the congregation of Israel, saying, In the tenth day of this month they shall take to them every man a lamb, according to the house of their fathers, a lamb for an house: و آن را تا چهاردهم این ماه نگاه دارید، و تمامی انجمن جماعت بنی‌اسرائیل آن را در عصر ذبح کنند. bible_en_fa And if the household be too little for the lamb, let him and his neighbour next unto his house take it according to the number of the souls; every man according to his eating shall make your count for the lamb. واز خون آن بگیرند، و آن را بر هر دو قایمه، وسردر خانه که در آن، آن را می‌خورند، بپاشند. bible_en_fa Your lamb shall be without blemish, a male of the first year: ye shall take it out from the sheep, or from the goats: وگوشتش را در آن شب بخورند. به آتش بریان کرده، با نان فطیر و سبزیهای تلخ آن را بخورند. bible_en_fa And ye shall keep it up until the fourteenth day of the same month: and the whole assembly of the congregation of Israel shall kill it in the evening. و از آن هیچ خام نخورید، و نه پخته با آب، بلکه به آتش بریان شده، کله‌اش و پاچه هایش واندرونش را. bible_en_fa And they shall take of the blood, and strike it on the two side posts and on the upper door post of the houses, wherein they shall eat it. و چیزی از آن تا صبح نگاه مدارید، و آنچه تا صبح مانده باشد به آتش بسوزانید. bible_en_fa And they shall eat the flesh in that night, roast with fire, and unleavened bread; and with bitter herbs they shall eat it. و آن را بدین طور بخورید: کمر شمابسته، و نعلین بر پایهای شما، و عصا در دست شما، و آن را به تعجیل بخورید، چونکه فصح خداوند است. bible_en_fa Eat not of it raw, nor sodden at all with water, but roast with fire; his head with his legs, and with the purtenance thereof. «و در آن شب از زمین مصر عبور خواهم کرد، و همه نخست زادگان زمین مصر را از انسان وبهایم خواهم زد، و بر تمامی خدایان مصر داوری خواهم کرد. من یهوه هستم. bible_en_fa And ye shall let nothing of it remain until the morning; and that which remaineth of it until the morning ye shall burn with fire. و آن خون، علامتی برای شما خواهد بود، بر خانه هایی که درآنها می‌باشید، و چون خون را ببینم، از شماخواهم گذشت و هنگامی که زمین مصر را می‌زنم، آن بلا برای هلاک شما بر شما نخواهد آمد. bible_en_fa And thus shall ye eat it; with your loins girded, your shoes on your feet, and your staff in your hand; and ye shall eat it in haste: it is the LORD's passover. وآن روز، شما را برای یادگاری خواهد بود، و درآن، عیدی برای خداوند نگاه دارید، و آن را به قانون ابدی، نسلا بعد نسل عید نگاه دارید. bible_en_fa For I will pass through the land of Egypt this night, and will smite all the firstborn in the land of Egypt, both man and beast; and against all the gods of Egypt I will execute judgment: I am the LORD. هفت روز نان فطیر خورید، در روز اول خمیرمایه را از خانه های خود بیرون کنید، زیرا هر‌که از روز نخستین تا روز هفتمین چیزی خمیرشده بخورد، آن شخص از اسرائیل منقطع گردد. bible_en_fa And the blood shall be to you for a token upon the houses where ye are: and when I see the blood, I will pass over you, and the plague shall not be upon you to destroy you, when I smite the land of Egypt. و در روز اول، محفل مقدس، و در روز هفتم، محفل مقدس برای شما خواهد بود. در آنها هیچ کار کرده نشود جز آنچه هر کس باید بخورد؛ آن فقط در میان شما کرده شود. bible_en_fa And this day shall be unto you for a memorial; and ye shall keep it a feast to the LORD throughout your generations; ye shall keep it a feast by an ordinance for ever. پس عید فطیر رانگاه دارید، زیرا که در همان روز لشکرهای شمارا از زمین مصر بیرون آوردم. بنابراین، این‌روز رادر نسلهای خود به فریضه ابدی نگاه دارید. bible_en_fa Seven days shall ye eat unleavened bread; even the first day ye shall put away leaven out of your houses: for whosoever eateth leavened bread from the first day until the seventh day, that soul shall be cut off from Israel. درماه اول در روز چهاردهم ماه، در شام، نان فطیربخورید، تا شام بیست و یکم ماه. bible_en_fa And in the first day there shall be an holy convocation, and in the seventh day there shall be an holy convocation to you; no manner of work shall be done in them, save that which every man must eat, that only may be done of you. هفت روزخمیرمایه در خانه های شما یافت نشود، زیرا هرکه چیزی خمیر شده بخورد، آن شخص ازجماعت اسرائیل منقطع گردد، خواه غریب باشدخواه بومی آن زمین. bible_en_fa And ye shall observe the feast of unleavened bread; for in this selfsame day have I brought your armies out of the land of Egypt: therefore shall ye observe this day in your generations by an ordinance for ever. هیچ‌چیز خمیر شده مخورید، در همه مساکن خود فطیر بخورید.» bible_en_fa In the first month, on the fourteenth day of the month at even, ye shall eat unleavened bread, until the one and twentieth day of the month at even. پس موسی جمیع مشایخ اسرائیل راخوانده، بدیشان گفت: «بروید و بره‌ای برای خودموافق خاندانهای خویش بگیرید، و فصح را ذبح نمایید. bible_en_fa Seven days shall there be no leaven found in your houses: for whosoever eateth that which is leavened, even that soul shall be cut off from the congregation of Israel, whether he be a stranger, or born in the land. و دسته‌ای از زوفا گرفته، در خونی که در طشت است فروبرید، و بر سر در و دو قایمه آن، از خونی که در طشت است بزنید، و کسی ازشما از در خانه خود تا صبح بیرون نرود. bible_en_fa Ye shall eat nothing leavened; in all your habitations shall ye eat unleavened bread. زیراخداوند عبور خواهد کرد تا مصریان را بزند وچون خون را بر سردر و دو قایمه‌اش بیند، هماناخداوند از در گذرد و نگذارد که هلاک کننده به خانه های شما درآید تا شما را بزند. bible_en_fa Then Moses called for all the elders of Israel, and said unto them, Draw out and take you a lamb according to your families, and kill the passover. و این امررا برای خود و پسران خود به فریضه ابدی نگاه دارید. bible_en_fa And ye shall take a bunch of hyssop, and dip it in the blood that is in the bason, and strike the lintel and the two side posts with the blood that is in the bason; and none of you shall go out at the door of his house until the morning. و هنگامی که داخل زمینی شدید که خداوند حسب قول خود، آن را به شما خواهدداد. آنگاه این عبادت را مرعی دارید. bible_en_fa For the LORD will pass through to smite the Egyptians; and when he seeth the blood upon the lintel, and on the two side posts, the LORD will pass over the door, and will not suffer the destroyer to come in unto your houses to smite you. و چون پسران شما به شما گویند که این عبادت شماچیست، bible_en_fa And ye shall observe this thing for an ordinance to thee and to thy sons for ever. گویید این قربانی فصح خداوند است، که از خانه های بنی‌اسرائیل در مصر عبور کرد، وقتی که مصریان را زد و خانه های ما را خلاصی داد.» پس قوم به روی درافتاده، سجده کردند. bible_en_fa And it shall come to pass, when ye be come to the land which the LORD will give you, according as he hath promised, that ye shall keep this service. پس بنی‌اسرائیل رفته، آن را کردند، چنانکه خداوند به موسی و هارون امر فرموده بودهمچنان کردند. bible_en_fa And it shall come to pass, when your children shall say unto you, What mean ye by this service? و واقع شد که در نصف شب، خداوند همه نخست زادگان زمین مصر را، ازنخست زاده فرعون که بر تخت نشسته بود تانخست زاده اسیری که در زندان بود، و همه نخست زاده های بهایم را زد. bible_en_fa That ye shall say, It is the sacrifice of the LORD's passover, who passed over the houses of the children of Israel in Egypt, when he smote the Egyptians, and delivered our houses. And the people bowed the head and worshipped. و در آن شب فرعون و همه بندگانش وجمیع مصریان برخاستند و نعره عظیمی در مصربرپا شد، زیرا خانه‌ای نبود که در آن میتی نباشد. bible_en_fa And the children of Israel went away, and did as the LORD had commanded Moses and Aaron, so did they. و موسی و هارون را در شب طلبیده، گفت: «برخیزید! و از میان قوم من بیرون شوید، هم شماو جمیع بنی‌اسرائیل! و رفته، خداوند را عبادت نمایید، چنانکه گفتید. bible_en_fa And it came to pass, that at midnight the LORD smote all the firstborn in the land of Egypt, from the firstborn of Pharoah that sat on his throne unto the firstborn of the captive that was in the dungeon; and all the firstborn of cattle. گله‌ها و رمه های خود رانیز چنانکه گفتید، برداشته، بروید و مرا نیز برکت دهید.» bible_en_fa And Pharaoh rose up in the night, he, and all his servants, and all the Egyptians; and there was a great cry in Egypt; for there was not a house where there was not one dead. و مصریان نیز بر قوم الحاح نمودند تاایشان را بزودی از زمین روانه کنند، زیرا گفتند ماهمه مرده‌ایم. bible_en_fa And he called for Moses and Aaron by night, and said, Rise up, and get you forth from among my people, both ye and the children of Israel; and go, serve the LORD, as ye have said. و قوم، آرد سرشته خود را پیش از آنکه خمیر شود برداشتند، و تغارهای خویش را در رختها بر دوش خود بستند. bible_en_fa Also take your flocks and your herds, as ye have said, and be gone; and bless me also. و بنی‌اسرائیل به قول موسی عمل کرده، از مصریان آلات نقره و آلات طلا و رختها خواستند. bible_en_fa And the Egyptians were urgent upon the people, that they might send them out of the land in haste; for they said, We be all dead men. وخداوند قوم را در نظر مصریان مکرم ساخت، که هرآنچه خواستند بدیشان دادند. پس مصریان راغارت کردند. bible_en_fa And the people took their dough before it was leavened, their kneadingtroughs being bound up in their clothes upon their shoulders. و بنی‌اسرائیل از رعمسیس به سکوت کوچ کردند، قریب ششصدهزار مردپیاده، سوای اطفال. bible_en_fa And the children of Israel did according to the word of Moses; and they borrowed of the Egyptians jewels of silver, and jewels of gold, and raiment: و گروهی مختلفه بسیار نیزهمراه ایشان بیرون رفتند، و گله‌ها و رمه‌ها ومواشی بسیار سنگین. bible_en_fa And the LORD gave the people favour in the sight of the Egyptians, so that they lent unto them such things as they required. And they spoiled the Egyptians. و از آرد سرشته، که ازمصر بیرون آورده بودند، قرصهای فطیر پختند، زیرا خمیر نشده بود، چونکه از مصر رانده شده بودند، و نتوانستند درنگ کنند، و زاد سفر نیزبرای خود مهیا نکرده بودند. bible_en_fa And the children of Israel journeyed from Rameses to Succoth, about six hundred thousand on foot that were men, beside children. و توقف بنی‌اسرائیل که در مصر کرده بودند، چهارصد وسی سال بود. bible_en_fa And a mixed multitude went up also with them; and flocks, and herds, even very much cattle. و بعد از انقضای چهار صد وسی سال در همان روز به وقوع پیوست که جمیع لشکرهای خدا از زمین مصر بیرون رفتند. bible_en_fa And they baked unleavened cakes of the dough which they brought forth out of Egypt, for it was not leavened; because they were thrust out of Egypt, and could not tarry, neither had they prepared for themselves any victual. این است شبی که برای خداوند باید نگاه داشت، چون ایشان را از زمین مصر بیرون آورد. این همان شب خداوند است که بر جمیع بنی‌اسرائیل نسلابعد نسل واجب است که آن را نگاه دارند. bible_en_fa Now the sojourning of the children of Israel, who dwelt in Egypt, was four hundred and thirty years. و خداوند به موسی و هارون گفت: «این است فریضه فصح که هیچ بیگانه از آن نخورد. bible_en_fa And it came to pass at the end of the four hundred and thirty years, even the selfsame day it came to pass, that all the hosts of the LORD went out from the land of Egypt. و اما هر غلام زرخرید، او را ختنه کن و پس آن را بخورد. bible_en_fa It is a night to be much observed unto the LORD for bringing them out from the land of Egypt: this is that night of the LORD to be observed of all the children of Israel in their generations. نزیل و مزدور آن را نخورند. bible_en_fa And the LORD said unto Moses and Aaron, This is the ordinance of the passover: There shall no stranger eat thereof: دریک خانه خورده شود، و چیزی از گوشتش ازخانه بیرون مبر، و استخوانی از آن مشکنید. bible_en_fa But every man's servant that is bought for money, when thou hast circumcised him, then shall he eat thereof. تمامی جماعت بنی‌اسرائیل آن را نگاه بدارند. bible_en_fa A foreigner and an hired servant shall not eat thereof. و اگر غریبی نزد تو نزیل شود، و بخواهد فصح را برای خداوند مرعی بدارد، تمامی ذکورانش مختون شوند، و بعد از آن نزدیک آمده، آن را نگاه دارد، و مانند بومی زمین خواهد بود و اما هرنامختون از آن نخورد. bible_en_fa In one house shall it be eaten; thou shalt not carry forth ought of the flesh abroad out of the house; neither shall ye break a bone thereof. یک قانون خواهد بودبرای اهل وطن و بجهت غریبی که در میان شمانزیل شود.» bible_en_fa All the congregation of Israel shall keep it. پس تمامی بنی‌اسرائیل این راکردند، چنانکه خداوند به موسی و هارون امرفرموده بود، عمل نمودند.و واقع شد که خداوند در همان روز بنی‌اسرائیل را با لشکرهای ایشان از زمین مصر بیرون آورد. bible_en_fa And when a stranger shall sojourn with thee, and will keep the passover to the LORD, let all his males be circumcised, and then let him come near and keep it; and he shall be as one that is born in the land: for no uncircumcised person shall eat thereof. و واقع شد که خداوند در همان روز بنی‌اسرائیل را با لشکرهای ایشان از زمین مصر بیرون آورد. bible_en_fa One law shall be to him that is homeborn, and unto the stranger that sojourneth among you. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa Thus did all the children of Israel; as the LORD commanded Moses and Aaron, so did they. «هر نخست زاده‌ای را که رحم رابگشاید، در میان بنی‌اسرائیل، خواه از انسان خواه از بهایم، تقدیس نما؛ او از آن من است.» bible_en_fa And it came to pass the selfsame day, that the LORD did bring the children of Israel out of the land of Egypt by their armies. وموسی به قوم گفت: «این‌روز را که از مصر از خانه غلامی بیرون آمدید، یاد دارید، زیرا خداوندشما را به قوت دست، از آنجا بیرون آورد، پس نان خمیر، خورده نشود. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, این‌روز، در ماه ابیب بیرون آمدید. bible_en_fa Sanctify unto me all the firstborn, whatsoever openeth the womb among the children of Israel, both of man and of beast: it is mine. و هنگامی که خداوند تو را به زمین کنعانیان و حتیان و اموریان و حویان ویبوسیان داخل کند، که با پدران تو قسم خورد که آن را به تو بدهد، زمینی که به شیر و شهد جاری است، آنگاه این عبادت را در این ماه بجا بیاور. bible_en_fa And Moses said unto the people, Remember this day, in which ye came out from Egypt, out of the house of bondage; for by strength of hand the LORD brought you out from this place: there shall no leavened bread be eaten. هفت روز نان فطیر بخور، و در روز هفتمین عیدخداوند است. bible_en_fa This day came ye out in the month Abib. هفت روز نان فطیر خورده شود، و هیچ‌چیز خمیر شده نزد تو دیده نشود، و خمیرمایه نزد تو در تمامی حدودت پیدا نشود. bible_en_fa And it shall be when the LORD shall bring thee into the land of the Canaanites, and the Hittites, and the Amorites, and the Hivites, and the Jebusites, which he sware unto thy fathers to give thee, a land flowing with milk and honey, that thou shalt keep this service in this month. و در آن روز پسر خود را خبر داده، بگو: این است به‌سبب آنچه خداوند به من کرد، وقتی که از مصربیرون آمدم. bible_en_fa Seven days thou shalt eat unleavened bread, and in the seventh day shall be a feast to the LORD. و این برای تو علامتی بر دستت خواهد بود و تذکره‌ای در میان دو چشمت، تاشریعت خداوند در دهانت باشد. زیرا خداوند تورا به‌دست قوی از مصر بیرون آورد. bible_en_fa Unleavened bread shall be eaten seven days; and there shall no leavened bread be seen with thee, neither shall there be leaven seen with thee in all thy quarters. و این فریضه را در موسمش سال به سال نگاه دار. bible_en_fa And thou shalt shew thy son in that day, saying, This is done because of that which the LORD did unto me when I came forth out of Egypt. «و هنگامی که خداوند تو را به زمین کنعانیان درآورد، چنانکه برای تو و پدرانت قسم خورد، و آن را به تو بخشد. bible_en_fa And it shall be for a sign unto thee upon thine hand, and for a memorial between thine eyes, that the LORD's law may be in thy mouth: for with a strong hand hath the LORD brought thee out of Egypt. آنگاه هر‌چه رحم را گشاید، آن را برای خدا جدا بساز، و هرنخست زاده‌ای از بچه های بهایم که از آن توست، نرینه‌ها از آن خداوند باشد. bible_en_fa Thou shalt therefore keep this ordinance in his season from year to year. و هر نخست زاده الاغ را به بره‌ای فدیه بده، و اگر فدیه ندهی گردنش را بشکن، و هر نخست زاده انسان را ازپسرانت فدیه بده. bible_en_fa And it shall be when the LORD shall bring thee into the land of the Canaanites, as he sware unto thee and to thy fathers, and shall give it thee, و در زمان آینده چون پسرت از تو سوال کرده، گوید که این چیست، اورا بگو، یهوه ما را به قوت دست از مصر، از خانه غلامی بیرون آورد. bible_en_fa That thou shalt set apart unto the LORD all that openeth the matrix, and every firstling that cometh of a beast which thou hast; the males shall be the LORD's. و چون فرعون از رها کردن ما دل خود را سخت ساخت، واقع شد که خداوندجمیع نخست زادگان مصر را از نخست زاده انسان تا نخست زاده بهایم کشت. بنابراین من همه نرینه‌ها را که رحم را گشایند، برای خداوند ذبح می‌کنم، لیکن هر نخست زاده‌ای از پسران خود رافدیه می‌دهم. bible_en_fa And every firstling of an ass thou shalt redeem with a lamb; and if thou wilt not redeem it, then thou shalt break his neck: and all the firstborn of man among thy children shalt thou redeem. و این علامتی بر دستت وعصابه‌ای در میان چشمان تو خواهد بود، زیراخداوند ما را بقوت دست از مصر بیرون آورد.» bible_en_fa And it shall be when thy son asketh thee in time to come, saying, What is this? that thou shalt say unto him, By strength of hand the LORD brought us out from Egypt, from the house of bondage: و واقع شد که چون فرعون قوم را رها کرده بود، خدا ایشان را از راه زمین فلسطینیان رهبری نکرد، هرچند آن نزدیکتر بود. زیرا خدا گفت: «مبادا که چون قوم جنگ بینند، پشیمان شوند و به مصر برگردند.» bible_en_fa And it came to pass, when Pharaoh would hardly let us go, that the LORD slew all the firstborn in the land of Egypt, both the firstborn of man, and the firstborn of beast: therefore I sacrifice to the LORD all that openeth the matrix, being males; but all the firstborn of my children I redeem. اما خدا قوم را از راه صحرای دریای قلزم دور گردانید. پس بنی‌اسرائیل مسلح شده، از زمین مصر برآمدند. bible_en_fa And it shall be for a token upon thine hand, and for frontlets between thine eyes: for by strength of hand the LORD brought us forth out of Egypt. و موسی استخوانهای یوسف را با خود برداشت، زیرا که او بنی‌اسرائیل را قسم سخت داده، گفته بود: «هرآینه خدا از شما تفقد خواهد نمود واستخوانهای مرا از اینجا با خود خواهید برد.» bible_en_fa And it came to pass, when Pharaoh had let the people go, that God led them not through the way of the land of the Philistines, although that was near; for God said, Lest peradventure the people repent when they see war, and they return to Egypt: و از سکوت کوچ کرده، در ایتام به کنار صحرااردو زدند. bible_en_fa But God led the people about, through the way of the wilderness of the Red sea: and the children of Israel went up harnessed out of the land of Egypt. و خداوند در روز، پیش روی قوم در ستون ابر می‌رفت تا راه را به ایشان دلالت کند، و شبانگاه در ستون آتش، تا ایشان را روشنایی بخشد، و روز و شب راه روند.و ستون ابر را درروز و ستون آتش را در شب، از پیش روی قوم برنداشت. bible_en_fa And Moses took the bones of Joseph with him: for he had straitly sworn the children of Israel, saying, God will surely visit you; and ye shall carry up my bones away hence with you. و ستون ابر را درروز و ستون آتش را در شب، از پیش روی قوم برنداشت. bible_en_fa And they took their journey from Succoth, and encamped in Etham, in the edge of the wilderness. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And the LORD went before them by day in a pillar of a cloud, to lead them the way; and by night in a pillar of fire, to give them light; to go by day and night: «به بنی‌اسرائیل بگو که برگردیده، برابر فم الحیروت در میان مجدل ودریا اردو زنند. و در مقابل بعل صفون، در برابر آن به کنار دریا اردو زنید. bible_en_fa He took not away the pillar of the cloud by day, nor the pillar of fire by night, from before the people. و فرعون درباره بنی‌اسرائیل خواهد گفت: در زمین گرفتارشده‌اند، و صحرا آنها را محصور کرده است. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, ودل فرعون را سخت گردانم تا ایشان را تعاقب کند، و در فرعون و تمامی لشکرش جلال خود راجلوه دهم، تا مصریان بدانند که من یهوه هستم.» پس چنین کردند. bible_en_fa Speak unto the children of Israel, that they turn and encamp before Pi-hahiroth, between Migdol and the sea, over against Baal-zephon: before it shall ye encamp by the sea. و به پادشاه مصر گفته شد که قوم فرار کردند، و دل فرعون و بندگانش بر قوم متغیر شد، پس گفتند: «این چیست که کردیم که بنی‌اسرائیل را از بندگی خود رهایی دادیم؟» bible_en_fa For Pharaoh will say of the children of Israel, They are entangled in the land, the wilderness hath shut them in. پس ارابه خود را بیاراست، و قوم خود را با خودبرداشت، bible_en_fa And I will harden Pharaoh's heart, that he shall follow after them; and I will be honoured upon Pharaoh, and upon all his host; that the Egyptians may know that I am the LORD. And they did so. و ششصد ارابه برگزیده برداشت، وهمه ارابه های مصر را و سرداران را بر جمیع آنها. bible_en_fa And it was told the king of Egypt that the people fled: and the heart of Pharaoh and of his servants was turned against the people, and they said, Why have we done this, that we have let Israel go from serving us? و خداوند دل فرعون، پادشاه مصر را سخت ساخت تا بنی‌اسرائیل را تعاقب کرد، وبنی‌اسرائیل به‌دست بلند بیرون رفتند. bible_en_fa And he made ready his chariot, and took his people with him: و مصریان با تمامی اسبان و ارابه های فرعون و سوارانش و لشکرش در عقب ایشان تاخته، بدیشان دررسیدند، وقتی که به کنار دریا نزدفم الحیروت، برابر بعل صفون فرود آمده بودند. bible_en_fa And he took six hundred chosen chariots, and all the chariots of Egypt, and captains over every one of them. و چون فرعون نزدیک شد، بنی‌اسرائیل چشمان خود را بالا کرده، دیدند که اینک مصریان از عقب ایشان می‌آیند. پس بنی‌اسرائیل سخت بترسیدند، و نزد خداوند فریاد برآوردند. bible_en_fa And the LORD hardened the heart of Pharaoh king of Egypt, and he pursued after the children of Israel: and the children of Israel went out with an high hand. و به موسی گفتند: «آیا در مصر قبرها نبود که ما رابرداشته‌ای تا در صحرا بمیریم؟ این چیست به ماکردی که ما را از مصر بیرون آوردی؟ bible_en_fa But the Egyptians pursued after them, all the horses and chariots of Pharaoh, and his horsemen, and his army, and overtook them encamping by the sea, beside Pi-hahiroth, before Baal-zephon. آیا این آن سخن نیست که به تو در مصر گفتیم که ما رابگذار تا مصریان را خدمت کنیم؟ زیرا که ما راخدمت مصریان بهتر است از مردن در صحرا!» bible_en_fa And when Pharaoh drew nigh, the children of Israel lifted up their eyes, and, behold, the Egyptians marched after them; and they were sore afraid: and the children of Israel cried out unto the LORD. موسی به قوم گفت: «مترسید. بایستید و نجات خداوند را ببینید، که امروز آن را برای شماخواهد کرد، زیرا مصریان را که امروز دیدید تا به ابد دیگر نخواهید دید. bible_en_fa And they said unto Moses, Because there were no graves in Egypt, hast thou taken us away to die in the wilderness? wherefore hast thou dealt thus with us, to carry us forth out of Egypt? خداوند برای شماجنگ خواهد کرد و شما خاموش باشید.» bible_en_fa Is not this the word that we did tell thee in Egypt, saying, Let us alone, that we may serve the Egyptians? For it had been better for us to serve the Egyptians, than that we should die in the wilderness. و خداوند به موسی گفت: «چرا نزد من فریاد می‌کنی؟ بنی‌اسرائیل را بگو که کوچ کنند. bible_en_fa And Moses said unto the people, Fear ye not, stand still, and see the salvation of the LORD, which he will shew to you to day: for the Egyptians whom ye have seen to day, ye shall see them again no more for ever. و اما تو عصای خود را برافراز و دست خود رابر دریا دراز کرده، آن را منشق کن، تا بنی‌اسرائیل از میان دریا بر خشکی راه سپر شوند. bible_en_fa The LORD shall fight for you, and ye shall hold your peace. و اما من اینک، دل مصریان را سخت می‌سازم، تا از عقب ایشان بیایند، و از فرعون و تمامی لشکر او وارابه‌ها و سوارانش جلال خواهم یافت. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Wherefore criest thou unto me? speak unto the children of Israel, that they go forward: ومصریان خواهند دانست که من یهوه هستم، وقتی که از فرعون و ارابه هایش و سوارانش جلال یافته باشم.» bible_en_fa But lift thou up thy rod, and stretch out thine hand over the sea, and divide it: and the children of Israel shall go on dry ground through the midst of the sea. و فرشته خدا که پیش اردوی اسرائیل می‌رفت، حرکت کرده، از عقب ایشان خرامید، وستون ابر از پیش ایشان نقل کرده، در عقب ایشان بایستاد. bible_en_fa And I, behold, I will harden the hearts of the Egyptians, and they shall follow them: and I will get me honour upon Pharaoh, and upon all his host, upon his chariots, and upon his horsemen. و میان اردوی مصریان و اردوی اسرائیل آمده، از برای آنها ابر و تاریکی می‌بود، واینها را در شب روشنایی می‌داد که تمامی شب نزدیک یکدیگر نیامدند. bible_en_fa And the Egyptians shall know that I am the LORD, when I have gotten me honour upon Pharaoh, upon his chariots, and upon his horsemen. پس موسی دست خود را بر دریا دراز کرد و خداوند دریا را به بادشرقی شدید، تمامی آن شب برگردانیده، دریا راخشک ساخت و آب منشق گردید. bible_en_fa And the angel of God, which went before the camp of Israel, removed and went behind them; and the pillar of the cloud went from before their face, and stood behind them: وبنی‌اسرائیل در میان دریا بر خشکی می‌رفتند وآبها برای ایشان بر راست و چپ، دیوار بود. bible_en_fa And it came between the camp of the Egyptians and the camp of Israel; and it was a cloud and darkness to them, but it gave light by night to these: so that the one came not near the other all the night. ومصریان با تمامی اسبان و ارابه‌ها و سواران فرعون از عقب ایشان تاخته، به میان دریا درآمدند. bible_en_fa And Moses stretched out his hand over the sea; and the LORD caused the sea to go back by a strong east wind all that night, and made the sea dry land, and the waters were divided. ودر پاس سحری واقع شد که خداوند بر اردوی مصریان از ستون آتش و ابر نظر انداخت، واردوی مصریان را آشفته کرد. bible_en_fa And the children of Israel went into the midst of the sea upon the dry ground: and the waters were a wall unto them on their right hand, and on their left. و چرخهای ارابه های ایشان را بیرون کرد، تا آنها را به سنگینی برانند و مصریان گفتند: «از حضور بنی‌اسرائیل بگریزیم! زیرا خداوند برای ایشان با مصریان جنگ می‌کند.» bible_en_fa And the Egyptians pursued, and went in after them to the midst of the sea, even all Pharaoh's horses, his chariots, and his horsemen. و خداوند به موسی گفت: «دست خود را بردریا دراز کن، تا آبها بر مصریان برگردد، و برارابه‌ها و سواران ایشان.» bible_en_fa And it came to pass, that in the morning watch the LORD looked unto the host of the Egyptians through the pillar of fire and of the cloud, and troubled the host of the Egyptians, پس موسی دست خود را بر دریا دراز کرد، و به وقت طلوع صبح، دریا به جریان خود برگشت، و مصریان به مقابلش گریختند، و خداوند مصریان را در میان دریا به زیر انداخت. bible_en_fa And took off their chariot wheels, that they drave them heavily: so that the Egyptians said, Let us flee from the face of Israel; for the LORD fighteth for them against the Egyptians. و آبها برگشته، عرابه‌ها و سواران و تمام لشکر فرعون را که از عقب ایشان به دریادرآمده بودند، پوشانید، که یکی از ایشان هم باقی نماند. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Stretch out thine hand over the sea, that the waters may come again upon the Egyptians, upon their chariots, and upon their horsemen. اما بنی‌اسرائیل در میان دریا به خشکی رفتند، و آبها برای ایشان دیواری بود به طرف راست و به طرف چپ. bible_en_fa And Moses stretched forth his hand over the sea, and the sea returned to his strength when the morning appeared; and the Egyptians fled against it; and the LORD overthrew the Egyptians in the midst of the sea. و در آن روز خداونداسرائیل را از دست مصریان خلاصی داد واسرائیل مصریان را به کنار دریا مرده دیدند.واسرائیل آن کار عظیمی را که خداوند به مصریان کرده بود دیدند، و قوم از خداوند ترسیدند، و به خداوند و به بنده او موسی ایمان آوردند. bible_en_fa And the waters returned, and covered the chariots, and the horsemen, and all the host of Pharaoh that came into the sea after them; there remained not so much as one of them. واسرائیل آن کار عظیمی را که خداوند به مصریان کرده بود دیدند، و قوم از خداوند ترسیدند، و به خداوند و به بنده او موسی ایمان آوردند. bible_en_fa But the children of Israel walked upon dry land in the midst of the sea; and the waters were a wall unto them on their right hand, and on their left. آنگاه موسی و بنی‌اسرائیل این سرودرا برای خداوند سراییده، گفتند که «یهوه را سرود می‌خوانم زیرا که با جلال مظفرشده است.اسب و سوارش را به دریا انداخت. bible_en_fa Thus the LORD saved Israel that day out of the hand of the Egyptians; and Israel saw the Egyptians dead upon the sea shore. خداوند قوت و تسبیح من است.و او نجات من گردیده است.این خدای من است، پس او را تمجید می‌کنم.خدای پدر من است، پس او را متعال می‌خوانم. bible_en_fa And Israel saw that great work which the LORD did upon the Egyptians: and the people feared the LORD, and believed the LORD, and his servant Moses. خداوند مرد جنگی است.نام او یهوه است. bible_en_fa Then sang Moses and the children of Israel this song unto the LORD, and spake, saying, I will sing unto the LORD, for he hath triumphed gloriously: the horse and his rider hath he thrown into the sea. ارابه‌ها و لشکر فرعون را به دریا انداخت.مبارزان برگزیده او در دریای قلزم غرق شدند. bible_en_fa The LORD is my strength and song, and he is become my salvation: he is my God, and I will prepare him an habitation; my father's God, and I will exalt him. لجه‌ها ایشان را پوشانید.مثل سنگ به ژرفیها فرو رفتند. bible_en_fa The LORD is a man of war: the LORD is his name. دست راست تو‌ای خداوند، به قوت جلیل گردیده.دست راست تو‌ای خداوند، دشمن را خردشکسته است. bible_en_fa Pharaoh's chariots and his host hath he cast into the sea: his chosen captains also are drowned in the Red sea. و به کثرت جلال خود خصمان را منهدم ساخته‌ای.غضب خود را فرستاده، ایشان را چون خاشاک سوزانیده‌ای. bible_en_fa The depths have covered them: they sank into the bottom as a stone. و به نفخه بینی تو آبها فراهم گردید.و موجها مثل توده بایستاد و لجه‌ها در میان دریامنجمد گردید. bible_en_fa Thy right hand, O LORD, is become glorious in power: thy right hand, O LORD, hath dashed in pieces the enemy. دشمن گفت تعاقب می‌کنم و ایشان را فرومی گیرم.و غارت را تقسیم کرده، جانم از ایشان سیرخواهد شد.شمشیر خود را کشیده، دست من ایشان را هلاک خواهد ساخت. bible_en_fa And in the greatness of thine excellency thou hast overthrown them that rose up against thee: thou sentest forth thy wrath, which consumed them as stubble. و چون به نفخه خود دمیدی، دریا ایشان راپوشانید. bible_en_fa And with the blast of thy nostrils the waters were gathered together, the floods stood upright as an heap, and the depths were congealed in the heart of the sea. کیست مانند تو‌ای خداوند در میان خدایان؟کیست مانند تو جلیل در قدوسیت؟ bible_en_fa The enemy said, I will pursue, I will overtake, I will divide the spoil; my lust shall be satisfied upon them; I will draw my sword, my hand shall destroy them. چون دست راست خود را دراز کردی، زمین ایشان را فرو برد. bible_en_fa Thou didst blow with thy wind, the sea covered them: they sank as lead in the mighty waters. این قوم خویش را که فدیه دادی، به رحمانیت خود، رهبری نمودی.ایشان را به قوت خویش به سوی مسکن قدس خود هدایت کردی. bible_en_fa Who is like unto thee, O LORD, among the gods? who is like thee, glorious in holiness, fearful in praises, doing wonders? امتها چون شنیدند، مضطرب گردیدند.لرزه بر سکنه فلسطین مستولی گردید. bible_en_fa Thou stretchedst out thy right hand, the earth swallowed them. آنگاه امرای ادوم در حیرت افتادند.و اکابر موآب را لرزه فرو گرفت، و جمیع سکنه کنعان گداخته گردیدند. bible_en_fa Thou in thy mercy hast led forth the people which thou hast redeemed: thou hast guided them in thy strength unto thy holy habitation. ترس و هراس، ایشان را فروگرفت.از بزرگی بازوی تو مثل سنگ ساکت شدند.تا قوم تو‌ای خداوند عبور کنند.تا این قومی که تو خریده‌ای، عبور کنند. bible_en_fa The people shall hear, and be afraid: sorrow shall take hold on the inhabitants of Palestina. ایشان را داخل ساخته، در جبل میراث خودغرس خواهی کرد، به مکانی که تو‌ای خداوندمسکن خود ساخته‌ای، یعنی آن مقام مقدسی که دستهای تو‌ای خداوند مستحکم کرده است. bible_en_fa Then the dukes of Edom shall be amazed; the mighty men of Moab, trembling shall take hold upon them; all the inhabitants of Canaan shall melt away. خداوند سلطنت خواهد کرد تا ابدالاباد.» bible_en_fa Fear and dread shall fall upon them; by the greatness of thine arm they shall be as still as a stone; till thy people pass over, O LORD, till the people pass over, which thou hast purchased. زیرا که اسبهای فرعون با ارابه‌ها وسوارانش به دریا درآمدند، و خداوند آب دریا رابر ایشان برگردانید. اما بنی‌اسرائیل از میان دریا به خشکی رفتند. bible_en_fa Thou shalt bring them in, and plant them in the mountain of thine inheritance, in the place, O LORD, which thou hast made for thee to dwell in, in the Sanctuary, O Lord, which thy hands have established. و مریم نبیه، خواهر هارون، دف را به‌دست خود گرفته، و همه زنان از عقب وی دفها گرفته، رقص‌کنان بیرون آمدند. bible_en_fa The LORD shall reign for ever and ever. پس مریم در جواب ایشان گفت: «خداوند را بسرایید، زیرا که با جلال مظفر شده است، اسب و سوارش را به دریاانداخت.» bible_en_fa For the horse of Pharaoh went in with his chariots and with his horsemen into the sea, and the LORD brought again the waters of the sea upon them; but the children of Israel went on dry land in the midst of the sea. پس موسی اسرائیل را از بحر قلزم کوچانید، و به صحرای شور آمدند، و سه روز درصحرا می‌رفتند و آب نیافتند. bible_en_fa And Miriam the prophetess, the sister of Aaron, took a timbrel in her hand; and all the women went out after her with timbrels and with dances. پس به ماره رسیدند، و از آب ماره نتوانستند نوشید زیرا که تلخ بود. از این سبب، آن را ماره نامیدند. bible_en_fa And Miriam answered them, Sing ye to the LORD, for he hath triumphed gloriously; the horse and his rider hath he thrown into the sea. و قوم بر موسی شکایت کرده، گفتند: «چه بنوشیم؟» bible_en_fa So Moses brought Israel from the Red sea, and they went out into the wilderness of Shur; and they went three days in the wilderness, and found no water. چون نزد خداوند استغاثه کرد، خداونددرختی بدو نشان داد، پس آن را به آب انداخت وآب شیرین گردید. و در آنجا فریضه‌ای وشریعتی برای ایشان قرار داد، و در آنجا ایشان راامتحان کرد. bible_en_fa And when they came to Marah, they could not drink of the waters of Marah, for they were bitter: therefore the name of it was called Marah. و گفت: «هرآینه اگر قول یهوه، خدای خود را بشنوی، و آنچه را در نظر او راست است بجا آوری، و احکام او را بشنوی، و تمامی فرایض او را نگاه داری، همانا هیچ‌یک از همه مرضهایی را که بر مصریان آورده‌ام بر تو نیاورم، زیرا که من یهوه، شفا دهنده تو هستم.»پس به ایلیم آمدند، و در آنجا دوازده چشمه آب و هفتاددرخت خرما بود، و در آنجا نزد آب خیمه زدند. bible_en_fa And the people murmured against Moses, saying, What shall we drink? پس به ایلیم آمدند، و در آنجا دوازده چشمه آب و هفتاددرخت خرما بود، و در آنجا نزد آب خیمه زدند. bible_en_fa And he cried unto the LORD; and the LORD shewed him a tree, which when he had cast into the waters, the waters were made sweet: there he made for them a statute and an ordinance, and there he proved them, پس تمامی جماعت بنی‌اسرائیل ازایلیم کوچ کرده، به صحرای سین که درمیان ایلیم و سینا است در روز پانزدهم از ماه دوم، بعد از بیرون آمدن ایشان از زمین مصر، رسیدند. bible_en_fa And said, If thou wilt diligently hearken to the voice of the LORD thy God, and wilt do that which is right in his sight, and wilt give ear to his commandments, and keep all his statutes, I will put none of these diseases upon thee, which I have brought upon the Egyptians: for I am the LORD that healeth thee. و تمامی جماعت بنی‌اسرائیل در آن صحرا برموسی و هارون شکایت کردند. bible_en_fa And they came to Elim, where were twelve wells of water, and threescore and ten palm trees: and they encamped there by the waters. و بنی‌اسرائیل بدیشان گفتند: «کاش که در زمین مصر به‌دست خداوند مرده بودیم، وقتی که نزد دیگهای گوشت می‌نشستیم و نان را سیر می‌خوردیم، زیراکه ما را بدین صحرا بیرون آوردید، تا تمامی این جماعت را به گرسنگی بکشید.» bible_en_fa And they took their journey from Elim, and all the congregation of the children of Israel came unto the wilderness of Sin, which is between Elim and Sinai, on the fifteenth day of the second month after their departing out of the land of Egypt. آنگاه خداوند به موسی گفت: «همانا من نان از آسمان برای شما بارانم، و قوم رفته، کفایت هرروز را در روزش گیرند، تا ایشان را امتحان کنم که بر شریعت من رفتار می‌کنند یا نه. bible_en_fa And the whole congregation of the children of Israel murmured against Moses and Aaron in the wilderness: و واقع خواهد شد در روز ششم، که چون آنچه را که آورده باشند درست نمایند، همانا دوچندان آن خواهدبود که هر روز برمی چیدند.» bible_en_fa And the children of Israel said unto them, Would to God we had died by the hand of the LORD in the land of Egypt, when we sat by the flesh pots, and when we did eat bread to the full; for ye have brought us forth into this wilderness, to kill this whole assembly with hunger. و موسی و هارون به همه بنی‌اسرائیل گفتند: «شامگاهان خواهیددانست که خداوند شما را از زمین مصر بیرون آورده است. bible_en_fa Then said the LORD unto Moses, Behold, I will rain bread from heaven for you; and the people shall go out and gather a certain rate every day, that I may prove them, whether they will walk in my law, or no. و بامدادان جلال خداوند راخواهید دید، زیرا که او شکایتی را که بر خداوندکرده‌اید شنیده است، و ما چیستیم که بر ماشکایت می‌کنید؟» bible_en_fa And it shall come to pass, that on the sixth day they shall prepare that which they bring in; and it shall be twice as much as they gather daily. و موسی گفت: «این خواهدبود چون خداوند، شامگاه شما را گوشت دهد تابخورید، و بامداد نان، تا سیر شوید، زیرا خداوندشکایتهای شما را که بر وی کرده‌اید شنیده است، و ما چیستیم؟ بر ما نی، بلکه بر خداوند شکایت نموده‌اید.» bible_en_fa And Moses and Aaron said unto all the children of Israel, At even, then ye shall know that the LORD hath brought you out from the land of Egypt: و موسی به هارون گفت: «به تمامی جماعت بنی‌اسرائیل بگو به حضور خداوندنزدیک بیایید، زیرا که شکایتهای شما را شنیده است.» bible_en_fa And in the morning, then ye shall see the glory of the LORD; for that he heareth your murmurings against the LORD: and what are we, that ye murmur against us? و واقع شد که چون هارون به تمامی جماعت بنی‌اسرائیل سخن گفت، به سوی صحرانگریستند و اینک جلال خداوند در ابر ظاهر شد. bible_en_fa And Moses said, This shall be, when the LORD shall give you in the evening flesh to eat, and in the morning bread to the full; for that the LORD heareth your murmurings which ye murmur against him: and what are we? your murmurings are not against us, but against the LORD. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And Moses spake unto Aaron, Say unto all the congregation of the children of Israel, Come near before the LORD: for he hath heard your murmurings. «شکایتهای بنی‌اسرائیل را شنیده‌ام، پس ایشان را خطاب کرده، بگو: در عصر گوشت خواهید خورد، و بامداد از نان سیر خواهید شد تابدانید که من یهوه خدای شما هستم.» bible_en_fa And it came to pass, as Aaron spake unto the whole congregation of the children of Israel, that they looked toward the wilderness, and, behold, the glory of the LORD appeared in the cloud. و واقع شد که در عصر، سلوی برآمده، لشکرگاه راپوشانیدند، و بامدادان شبنم گرداگرد اردونشست. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و چون شبنمی که نشسته بودبرخاست، اینک بر روی صحرا چیزی دقیق، مدور و خرد، مثل ژاله بر زمین بود. bible_en_fa I have heard the murmurings of the children of Israel: speak unto them, saying, At even ye shall eat flesh, and in the morning ye shall be filled with bread; and ye shall know that I am the LORD your God. و چون بنی‌اسرائیل این را دیدند به یکدیگر گفتند که این من است، زیرا که ندانستند چه بود. موسی به ایشان گفت: «این آن نان است که خداوند به شمامی دهد تا بخورید. bible_en_fa And it came to pass, that at even the quails came up, and covered the camp: and in the morning the dew lay round about the host. این است امری که خداوندفرموده است، که هر کس به قدر خوراک خود ازاین بگیرد، یعنی یک عومر برای هر نفر به حسب شماره نفوس خویش، هر شخص برای کسانی که در خیمه او باشند بگیرد.» bible_en_fa And when the dew that lay was gone up, behold, upon the face of the wilderness there lay a small round thing, as small as the hoar frost on the ground. پس بنی‌اسرائیل چنین کردند، بعضی زیاد و بعضی کم برچیدند. bible_en_fa And when the children of Israel saw it, they said one to another, It is manna: for they wist not what it was. And Moses said unto them, This is the bread which the LORD hath given you to eat. اما چون به عومر پیمودند، آنکه زیاد برچیده بود، زیاده نداشت، و آنکه کم برچیده بود، کم نداشت، بلکه هر کس به قدر خوراکش برچیده بود. bible_en_fa This is the thing which the LORD hath commanded, Gather of it every man according to his eating, an omer for every man, according to the number of your persons; take ye every man for them which are in his tents. و موسی بدیشان گفت: «زنهار کسی چیزی از این تا صبح نگاه ندارد.» bible_en_fa And the children of Israel did so, and gathered, some more, some less. لکن به موسی گوش ندادند، بلکه بعضی چیزی از آن تا صبح نگاه داشتند. و کرمها بهم رسانیده، متعفن گردید، و موسی بدیشان خشمناک شد. bible_en_fa And when they did mete it with an omer, he that gathered much had nothing over, and he that gathered little had no lack; they gathered every man according to his eating. و هر صبح، هر کس به قدر خوراک خودبرمی چید، و چون آفتاب گرم می‌شد، می‌گداخت. bible_en_fa And Moses said, Let no man leave of it till the morning. و واقع شد در روز ششم که نان مضاعف، یعنی برای هر نفری دو عومر برچیدند. پس همه روسای جماعت آمده، موسی را خبردادند. bible_en_fa Notwithstanding they hearkened not unto Moses; but some of them left of it until the morning, and it bred worms, and stank: and Moses was wroth with them. او بدیشان گفت: «این است آنچه خداوند گفت، که فردا آرامی است، و سبت مقدس خداوند. پس آنچه بر آتش باید پخت بپزید، و آنچه در آب باید جوشانید بجوشانید، وآنچه باقی باشد، برای خود ذخیره کرده، بجهت صبح نگاه دارید.» bible_en_fa And they gathered it every morning, every man according to his eating: and when the sun waxed hot, it melted. پس آن را تا صبح ذخیره کردند، چنانکه موسی فرموده بود، و نه متعفن گردید و نه کرم در آن پیدا شد. bible_en_fa And it came to pass, that on the sixth day they gathered twice as much bread, two omers for one man: and all the rulers of the congregation came and told Moses. و موسی گفت: «امروز این را بخورید زیرا که امروز سبت خداوند است، و در این‌روز آن را در صحرانخواهید یافت. bible_en_fa And he said unto them, This is that which the LORD hath said, To morrow is the rest of the holy sabbath unto the LORD: bake that which ye will bake to day, and seethe that ye will seethe; and that which remaineth over lay up for you to be kept until the morning. شش روز آن را برچینید، وروز هفتمین، سبت است. در آن نخواهد بود.» bible_en_fa And they laid it up till the morning, as Moses bade: and it did not stink, neither was there any worm therein. و واقع شد که در روز هفتم، بعضی از قوم برای برچیدن بیرون رفتند، اما نیافتند. bible_en_fa And Moses said, Eat that to day; for to day is a sabbath unto the LORD: to day ye shall not find it in the field. و خداوند به موسی گفت: «تا به کی از نگاه داشتن وصایا وشریعت من ابا می‌نمایید؟ bible_en_fa Six days ye shall gather it; but on the seventh day, which is the sabbath, in it there shall be none. ببینید چونکه خداوند سبت را به شما بخشیده است، از این سبب در روز ششم، نان دو روز را به شما می‌دهد، پس هر کس در جای خود بنشیند و در روز هفتم هیچ‌کس از مکانش بیرون نرود.» bible_en_fa And it came to pass, that there went out some of the people on the seventh day for to gather, and they found none. پس قوم درروز هفتمین آرام گرفتند. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, How long refuse ye to keep my commandments and my laws? و خاندان اسرائیل آن را من نامیدند، و آن مثل تخم گشنیز سفید بود، و طعمش مثل قرصهای عسلی. bible_en_fa See, for that the LORD hath given you the sabbath, therefore he giveth you on the sixth day the bread of two days; abide ye every man in his place, let no man go out of his place on the seventh day. و موسی گفت: «این امری است که خداوند فرموده است که عومری از آن پرکنی، تا در نسلهای شما نگاه داشته شود، تا آن نان را ببینند که در صحرا، وقتی که شما را از زمین مصر بیرون آوردم، آن را به شما خورانیدم.» bible_en_fa So the people rested on the seventh day. پس موسی به هارون گفت: «ظرفی بگیر، وعومری پر از من در آن بنه و آن را به حضورخداوند بگذار، تا در نسلهای شما نگاه داشته شود.» bible_en_fa And the house of Israel called the name thereof Manna: and it was like coriander seed, white; and the taste of it was like wafers made with honey. چنانکه خداوند به موسی‌امر فرموده بود، همچنان هارون آن را پیش (تابوت ) شهادت گذاشت تا نگاه داشته شود. bible_en_fa And Moses said, This is the thing which the LORD commandeth, Fill an omer of it to be kept for your generations; that they may see the bread wherewith I have fed you in the wilderness, when I brought you forth from the land of Egypt. و بنی‌اسرائیل مدت چهل سال من را می‌خوردند، تا به زمین آبادرسیدند، یعنی تا به‌سرحد زمین کنعان داخل شدند، خوراک ایشان من بود.و اما عومر، ده‌یک ایفه است. bible_en_fa And Moses said unto Aaron, Take a pot, and put an omer full of manna therein, and lay it up before the LORD, to be kept for your generations. و اما عومر، ده‌یک ایفه است. bible_en_fa As the LORD commanded Moses, so Aaron laid it up before the Testimony, to be kept. و تمامی جماعت بنی‌اسرائیل به حکم خداوند طی منازل کرده، ازصحرای سین کوچ کردند، و در رفیدیم اردوزدند، و آب نوشیدن برای قوم نبود. bible_en_fa And the children of Israel did eat manna forty years, until they came to a land inhabited; they did eat manna, until they came unto the borders of the land of Canaan. و قوم باموسی منازعه کرده، گفتند: «ما را آب بدهید تابنوشیم.» موسی بدیشان گفت: «چرا با من منازعه می‌کنید، و چرا خداوند را امتحان می‌نمایید؟» bible_en_fa Now an omer is the tenth part of an ephah. ودر آنجا قوم تشنه آب بودند، و قوم بر موسی شکایت کرده، گفتند: «چرا ما را از مصر بیرون آوردی، تا ما و فرزندان و مواشی ما را به تشنگی بکشی؟» bible_en_fa And all the congregation of the children of Israel journeyed from the wilderness of Sin, after their journeys, according to the commandment of the LORD, and pitched in Rephidim: and there was no water for the people to drink. آنگاه موسی نزد خداوند استغاثه نموده، گفت: «با این قوم چه کنم؟ نزدیک است مرا سنگسار کنند.» bible_en_fa Wherefore the people did chide with Moses, and said, Give us water that we may drink. And Moses said unto them, Why chide ye with me? wherefore do ye tempt the LORD? خداوند به موسی گفت: «پیش روی قوم برو، و بعضی از مشایخ اسرائیل را با خود بردار، و عصای خود را که بدان نهر رازدی به‌دست خود گرفته، برو. bible_en_fa And the people thirsted there for water; and the people murmured against Moses, and said, Wherefore is this that thou hast brought us up out of Egypt, to kill us and our children and our cattle with thirst? همانا من در آنجاپیش روی تو بر آن صخره‌ای که در حوریب است، می‌ایستم، و صخره را خواهی زد تا آب ازآن بیرون آید، و قوم بنوشند.» پس موسی به حضور مشایخ اسرائیل چنین کرد. bible_en_fa And Moses cried unto the LORD, saying, What shall I do unto this people? they be almost ready to stone me. و آن موضع را مسه و مریبه نامید، به‌سبب منازعه بنی‌اسرائیل، و امتحان کردن ایشان خداوند را، زیرا گفته بودند: «آیا خداوند در میان ما هست یانه؟» bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Go on before the people, and take with thee of the elders of Israel; and thy rod, wherewith thou smotest the river, take in thine hand, and go. پس عمالیق آمده، در رفیدیم با اسرائیل جنگ کردند. bible_en_fa Behold, I will stand before thee there upon the rock in Horeb; and thou shalt smite the rock, and there shall come water out of it, that the people may drink. And Moses did so in the sight of the elders of Israel. و موسی به یوشع گفت: «مردان برای ما برگزین و بیرون رفته، با عمالیق مقابله نما، و بامدادان من عصای خدا را به‌دست گرفته، بر قله کوه خواهم ایستاد.» bible_en_fa And he called the name of the place Massah, and Meribah, because of the chiding of the children of Israel, and because they tempted the LORD, saying, Is the LORD among us, or not? پس یوشع بطوری که موسی او را امر فرموده بود کرد، تا با عمالیق محاربه کند. و موسی و هارون و حور بر قله کوه برآمدند. bible_en_fa Then came Amalek, and fought with Israel in Rephidim. و واقع شد که چون موسی دست خود را برمی افراشت، اسرائیل غلبه می‌یافتند وچون دست خود را فرو می‌گذاشت، عمالیق چیره می‌شدند. bible_en_fa And Moses said unto Joshua, Choose us out men, and go out, fight with Amalek: to morrow I will stand on the top of the hill with the rod of God in mine hand. و دستهای موسی سنگین شد. پس ایشان سنگی گرفته، زیرش نهادند که بر آن بنشیند. و هارون و حور، یکی از این طرف ودیگری از آن طرف، دستهای او را بر می‌داشتند، و دستهایش تا غروب آفتاب برقرار ماند. bible_en_fa So Joshua did as Moses had said to him, and fought with Amalek: and Moses, Aaron, and Hur went up to the top of the hill. ویوشع، عمالیق و قوم او را به دم شمشیر منهزم ساخت. bible_en_fa And it came to pass, when Moses held up his hand, that Israel prevailed: and when he let down his hand, Amalek prevailed. پس خداوند به موسی گفت: «این رابرای یادگاری در کتاب بنویس، و به سمع یوشع برسان که هرآینه ذکر عمالیق را از زیر آسمان محو خواهم ساخت.» bible_en_fa But Moses' hands were heavy; and they took a stone, and put it under him, and he sat thereon; and Aaron and Hur stayed up his hands, the one on the one side, and the other on the other side; and his hands were steady until the going down of the sun. و موسی مذبحی بنا کردو آن را یهوه نسی نامید.و گفت: «زیرا که دست بر تخت خداوند است، که خداوند را جنگ باعمالیق نسلا بعد نسل خواهد بود.» bible_en_fa And Joshua discomfited Amalek and his people with the edge of the sword. و گفت: «زیرا که دست بر تخت خداوند است، که خداوند را جنگ باعمالیق نسلا بعد نسل خواهد بود.» bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Write this for a memorial in a book, and rehearse it in the ears of Joshua: for I will utterly put out the remembrance of Amalek from under heaven. و چون یترون، کاهن مدیان، پدر زن موسی، آنچه را که خدا با موسی و قوم خود، اسرائیل کرده بود شنید که خداوند چگونه اسرائیل را از مصر بیرون آورده بود، bible_en_fa And Moses built an altar, and called the name of it Jehovah-nissi: آنگاه یترون پدرزن موسی، صفوره، زن موسی رابرداشت، بعد از آنکه او را پس فرستاده بود. bible_en_fa For he said, Because the LORD hath sworn that the LORD will have war with Amalek from generation to generation. ودو پسر او را که یکی را جرشون نام بود، زیراگفت: «در زمین بیگانه غریب هستم.» bible_en_fa When Jethro, the priest of Midian, Moses' father in law, heard of all that God had done for Moses, and for Israel his people, and that the LORD had brought Israel out of Egypt; و دیگری را الیعازر نام بود، زیرا گفت: «که خدای پدرم مددکار من بوده، مرا از شمشیر فرعون رهانید.» bible_en_fa Then Jethro, Moses' father in law, took Zipporah, Moses' wife, after he had sent her back, پس یترون، پدر زن موسی، با پسران وزوجه‌اش نزد موسی به صحرا آمدند، در جایی که او نزد کوه خدا خیمه زده بود. bible_en_fa And her two sons; of which the name of the one was Gershom; for he said, I have been an alien in a strange land: و به موسی خبر داد که من یترون، پدر زن تو با زن تو و دوپسرش نزد تو آمده‌ایم. bible_en_fa And the name of the other was Eliezer; for the God of my father, said he, was mine help, and delivered me from the sword of Pharaoh: پس موسی به استقبال پدر زن خود بیرون آمد و او را تعظیم کرده، بوسیدو سلامتی یکدیگر را پرسیده، به خیمه درآمدند. bible_en_fa And Jethro, Moses' father in law, came with his sons and his wife unto Moses into the wilderness, where he encamped at the mount of God: و موسی پدر زن خود را از آنچه خداوند به فرعون و مصریان به‌خاطر اسرائیل کرده بود خبرداد، و از تمامی مشقتی که در راه بدیشان واقع شده، خداوند ایشان را از آن رهانیده بود. bible_en_fa And he said unto Moses, I thy father in law Jethro am come unto thee, and thy wife, and her two sons with her. ویترون شاد گردید، به‌سبب تمامی احسانی که خداوند به اسرائیل کرده، و ایشان را از دست مصریان رهانیده بود. bible_en_fa And Moses went out to meet his father in law, and did obeisance, and kissed him; and they asked each other of their welfare; and they came into the tent. و یترون گفت: «متبارک است خداوند که شما را از دست مصریان و ازدست فرعون خلاصی داده است، و قوم خود را ازدست مصریان رهانیده. bible_en_fa And Moses told his father in law all that the LORD had done unto Pharaoh and to the Egyptians for Israel's sake, and all the travail that had come upon them by the way, and how the LORD delivered them. الان دانستم که یهوه ازجمیع خدایان بزرگتر است، خصوص در همان امری که بر ایشان تکبر می‌کردند.» bible_en_fa And Jethro rejoiced for all the goodness which the LORD had done to Israel, whom he had delivered out of the hand of the Egyptians. و یترون، پدر زن موسی، قربانی سوختنی و ذبایح برای خدا گرفت، و هارون و جمیع مشایخ اسرائیل آمدند تا با پدر زن موسی به حضور خدا نان بخورند. bible_en_fa And Jethro said, Blessed be the LORD, who hath delivered you out of the hand of the Egyptians, and out of the hand of Pharaoh, who hath delivered the people from under the hand of the Egyptians. بامدادان واقع شد که موسی برای داوری قوم بنشست، و قوم به حضور موسی از صبح تاشام ایستاده بودند. bible_en_fa Now I know that the LORD is greater than all gods: for in the thing wherein they dealt proudly he was above them. و چون پدر زن موسی آنچه را که او به قوم می‌کرد دید، گفت: «این چه‌کاراست که تو با قوم می‌نمایی؟ چرا تو تنها می نشینی و تمامی قوم نزد تو از صبح تا شام می‌ایستند؟» bible_en_fa And Jethro, Moses' father in law, took a burnt offering and sacrifices for God: and Aaron came, and all the elders of Israel, to eat bread with Moses' father in law before God. موسی به پدر زن خود گفت که «قوم نزد من می‌آیند تا از خدا مسالت نمایند. bible_en_fa And it came to pass on the morrow, that Moses sat to judge the people: and the people stood by Moses from the morning unto the evening. هرگاه ایشان را دعوی شود، نزد من می‌آیند، ومیان هر کس و همسایه‌اش داوری می‌کنم، وفرایض و شرایع خدا را بدیشان تعلیم می‌دهم.» bible_en_fa And when Moses' father in law saw all that he did to the people, he said, What is this thing that thou doest to the people? why sittest thou thyself alone, and all the people stand by thee from morning unto even? پدر زن موسی به وی گفت: «کاری که تومی کنی، خوب نیست. bible_en_fa And Moses said unto his father in law, Because the people come unto me to inquire of God: هرآینه تو و این قوم نیزکه با تو هستند، خسته خواهید شد، زیرا که این امر برای تو سنگین است. تنها این را نمی توانی کرد. bible_en_fa When they have a matter, they come unto me; and I judge between one and another, and I do make them know the statutes of God, and his laws. اکنون سخن مرا بشنو. تو را پند می‌دهم. وخدا با تو باد. و تو برای قوم به حضور خدا باش، وامور ایشان را نزد خدا عرضه دار. bible_en_fa And Moses' father in law said unto him, The thing that thou doest is not good. و فرایض وشرایع را بدیشان تعلیم ده، و طریقی را که بدان می‌باید رفتار نمود، و عملی را که می‌باید کرد، بدیشان اعلام نما. bible_en_fa Thou wilt surely wear away, both thou, and this people that is with thee: for this thing is too heavy for thee; thou art not able to perform it thyself alone. و از میان تمامی قوم، مردان قابل را که خداترس و مردان امین، که از رشوت نفرت کنند، جستجو کرده، بر ایشان بگمار، تاروسای هزاره و روسای صده و روسای پنجاه وروسای ده باشند. bible_en_fa Hearken now unto my voice, I will give thee counsel, and God shall be with thee: Be thou for the people to Godward, that thou mayest bring the causes unto God: تا بر قوم پیوسته داوری نمایند، و هر امر بزرگ را نزد تو بیاورند، و هر امرکوچک را خود فیصل دهند. بدین طور بار خود راسبک خواهی کرد، و ایشان با تو متحمل آن خواهند شد. bible_en_fa And thou shalt teach them ordinances and laws, and shalt shew them the way wherein they must walk, and the work that they must do. اگر این کار را بکنی و خدا تو راچنین امر فرماید، آنگاه یارای استقامت خواهی داشت، و جمیع این قوم نیز به مکان خود به سلامتی خواهند رسید.» bible_en_fa Moreover thou shalt provide out of all the people able men, such as fear God, men of truth, hating covetousness; and place such over them, to be rulers of thousands, and rulers of hundreds, rulers of fifties, and rulers of tens: پس موسی سخن پدر زن خود را اجابت کرده، آنچه او گفته بود به عمل آورد. bible_en_fa And let them judge the people at all seasons: and it shall be, that every great matter they shall bring unto thee, but every small matter they shall judge: so shall it be easier for thyself, and they shall bear the burden with thee. و موسی مردان قابل از تمامی اسرائیل انتخاب کرده، ایشان را روسای قوم ساخت، روسای هزاره وروسای صده و روسای پنجاه و روسای ده. bible_en_fa If thou shalt do this thing, and God command thee so, then thou shalt be able to endure, and all this people shall also go to their place in peace. ودر داوری قوم پیوسته مشغول می‌بودند. هر امرمشکل را نزد موسی می‌آوردند، و هر دعوی کوچک را خود فیصل می‌دادند.و موسی پدرزن خود را رخصت داد و او به ولایت خود رفت. bible_en_fa So Moses hearkened to the voice of his father in law, and did all that he had said. و موسی پدرزن خود را رخصت داد و او به ولایت خود رفت. bible_en_fa And Moses chose able men out of all Israel, and made them heads over the people, rulers of thousands, rulers of hundreds, rulers of fifties, and rulers of tens. و در ماه سوم از بیرون آمدن بنی‌اسرائیل از زمین مصر، در همان روزبه صحرای سینا آمدند، bible_en_fa And they judged the people at all seasons: the hard causes they brought unto Moses, but every small matter they judged themselves. و از رفیدیم کوچ کرده، به صحرای سینا رسیدند، و در بیابان اردو زدند، واسرائیل در آنجا در مقابل کوه فرود آمدند. bible_en_fa And Moses let his father in law depart; and he went his way into his own land. وموسی نزد خدا بالا رفت، و خداوند از میان کوه اورا ندا درداد و گفت: «به خاندان یعقوب چنین بگو، و بنی‌اسرائیل را خبر بده: bible_en_fa In the third month, when the children of Israel were gone forth out of the land of Egypt, the same day came they into the wilderness of Sinai. شما آنچه را که من به مصریان کردم، دیده‌اید، و چگونه شما را بربالهای عقاب برداشته، نزد خود آورده‌ام. bible_en_fa For they were departed from Rephidim, and were come to the desert of Sinai, and had pitched in the wilderness; and there Israel camped before the mount. واکنون اگر آواز مرا فی الحقیقه بشنوید، و عهد مرانگاه دارید، همانا خزانه خاص من از جمیع قومهاخواهید بود. زیرا که تمامی جهان، از آن من است. bible_en_fa And Moses went up unto God, and the LORD called unto him out of the mountain, saying, Thus shalt thou say to the house of Jacob, and tell the children of Israel; و شما برای من مملکت کهنه و امت مقدس خواهید بود. این است آن سخنانی که به بنی‌اسرائیل می‌باید گفت.» bible_en_fa Ye have seen what I did unto the Egyptians, and how I bare you on eagles' wings, and brought you unto myself. پس موسی آمده، مشایخ قوم را خواند، و همه این سخنان را که خداوند او را فرموده بود، بر ایشان القا کرد. bible_en_fa Now therefore, if ye will obey my voice indeed, and keep my covenant, then ye shall be a peculiar treasure unto me above all people: for all the earth is mine: وتمامی قوم به یک زبان در جواب گفتند: «آنچه خداوند امر فرموده است، خواهیم کرد.» و موسی سخنان قوم را باز به خداوند عرض کرد. bible_en_fa And ye shall be unto me a kingdom of priests, and an holy nation. These are the words which thou shalt speak unto the children of Israel. و خداوند به موسی گفت: «اینک من در ابرمظلم نزد تو می‌آیم، تا هنگامی که به تو سخن گویم قوم بشنوند، و بر تو نیز همیشه ایمان داشته باشند.» پس موسی سخنان قوم را به خداوند بازگفت. bible_en_fa And Moses came and called for the elders of the people, and laid before their faces all these words which the LORD commanded him. خداوند به موسی گفت: «نزد قوم برو وایشان را امروز و فردا تقدیس نما، و ایشان رخت خود را بشویند. bible_en_fa And all the people answered together, and said, All that the LORD hath spoken we will do. And Moses returned the words of the people unto the LORD. و در روز سوم مهیا باشید، زیرا که در روز سوم خداوند در نظر تمامی قوم برکوه سینا نازل شود. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Lo, I come unto thee in a thick cloud, that the people may hear when I speak with thee, and believe thee for ever. And Moses told the words of the people unto the LORD. و حدود برای قوم از هرطرف قرار ده، و بگو: باحذر باشید از اینکه به فرازکوه برآیید، یا دامنه آن را لمس نمایید، زیرا هر‌که کوه را لمس کند، هرآینه کشته شود. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Go unto the people, and sanctify them to day and to morrow, and let them wash their clothes, دست برآن گذارده نشود بلکه یا سنگسار شود یا به تیرکشته شود، خواه بهایم باشد خواه انسان، زنده نماند. اما چون کرنا نواخته شود، ایشان به کوه برآیند.» bible_en_fa And be ready against the third day: for the third day the LORD will come down in the sight of all the people upon mount Sinai. پس موسی از کوه نزد قوم فرود آمده، قوم را تقدیس نمود و رخت خود را شستند. bible_en_fa And thou shalt set bounds unto the people round about, saying, Take heed to yourselves, that ye go not up into the mount, or touch the border of it: whosoever toucheth the mount shall be surely put to death: و به قوم گفت: «در روز سوم حاضر باشید، و به زنان نزدیکی منمایید.» bible_en_fa There shall not an hand touch it, but he shall surely be stoned, or shot through; whether it be beast or man, it shall not live: when the trumpet soundeth long, they shall come up to the mount. و واقع شد در روز سوم به وقت طلوع صبح، که رعدها و برقها و ابر غلیظ برکوه پدید آمد، و آواز کرنای بسیار سخت، بطوری که تمامی قوم که در لشکرگاه بودند، بلرزیدند. bible_en_fa And Moses went down from the mount unto the people, and sanctified the people; and they washed their clothes. و موسی قوم را برای ملاقات خدا ازلشکرگاه بیرون آورد، و در پایان کوه ایستادند. bible_en_fa And he said unto the people, Be ready against the third day: come not at your wives. و تمامی کوه سینا را دود فرو گرفت، زیراخداوند در آتش بر آن نزول کرد، و دودش مثل دود کوره‌ای بالا می‌شد، و تمامی کوه سخت متزلزل گردید. bible_en_fa And it came to pass on the third day in the morning, that there were thunders and lightnings, and a thick cloud upon the mount, and the voice of the trumpet exceeding loud; so that all the people that was in the camp trembled. و چون آواز کرنا زیاده و زیاده سخت نواخته می‌شد، موسی سخن گفت، و خدا او را به زبان جواب داد. bible_en_fa And Moses brought forth the people out of the camp to meet with God; and they stood at the nether part of the mount. و خداوند بر کوه سینا بر قله کوه نازل شد، و خداوند موسی را به قله کوه خواند، و موسی بالا رفت. bible_en_fa And mount Sinai was altogether on a smoke, because the LORD descended upon it in fire: and the smoke thereof ascended as the smoke of a furnace, and the whole mount quaked greatly. و خداوند به موسی گفت: «پایین برو و قوم را قدغن نما، مبادا نزدخداوند برای نظر کردن، از حد تجاوز نمایند، که بسیاری از ایشان هلاک خواهند شد. bible_en_fa And when the voice of the trumpet sounded long, and waxed louder and louder, Moses spake, and God answered him by a voice. و کهنه نیز که نزد خداوند می‌آیند، خویشتن را تقدیس نمایند، مبادا خداوند بر ایشان هجوم آورد.» bible_en_fa And the LORD came down upon mount Sinai, on the top of the mount: and the LORD called Moses up to the top of the mount; and Moses went up. موسی به خداوند گفت: «قوم نمی توانند به فرازکوه سینا آیند، زیرا که تو ما را قدغن کرده، گفته‌ای کوه را حدود قرار ده و آن را تقدیس نما.» bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Go down, charge the people, lest they break through unto the LORD to gaze, and many of them perish. خداوند وی را گفت: «پایین برو و تو و هارون همراهت برآیید، اما کهنه و قوم از حد تجاوزننمایند، تا نزد خداوند بالا بیایند، مبادا بر ایشان هجوم آورد.»پس موسی نزد قوم فرود شده، بدیشان سخن گفت. bible_en_fa And let the priests also, which come near to the LORD, sanctify themselves, lest the LORD break forth upon them. پس موسی نزد قوم فرود شده، بدیشان سخن گفت. bible_en_fa And Moses said unto the LORD, The people cannot come up to mount Sinai: for thou chargedst us, saying, Set bounds about the mount, and sanctify it. و خدا تکلم فرمود و همه این کلمات را بگفت: bible_en_fa And the LORD said unto him, Away, get thee down, and thou shalt come up, thou, and Aaron with thee: but let not the priests and the people break through to come up unto the LORD, lest he break forth upon them. «من هستم یهوه، خدای تو، که تو را از زمین مصر و از خانه غلامی بیرون آوردم. bible_en_fa So Moses went down unto the people, and spake unto them. تو را خدایان دیگر غیر از من نباشد. bible_en_fa And God spake all these words, saying, صورتی تراشیده و هیچ تمثالی از آنچه بالا درآسمان است، و از آنچه پایین در زمین است، و ازآنچه در آب زیر زمین است، برای خود مساز. bible_en_fa I am the LORD thy God, which have brought thee out of the land of Egypt, out of the house of bondage. نزد آنها سجده مکن، و آنها را عبادت منما، زیرامن که یهوه، خدای تو می‌باشم، خدای غیورهستم، که انتقام گناه پدران را از پسران تا پشت سوم و چهارم از آنانی که مرا دشمن دارندمی گیرم. bible_en_fa Thou shalt have no other gods before me. و تا هزار پشت بر آنانی که مرا دوست دارند و احکام مرا نگاه دارند، رحمت می‌کنم. bible_en_fa Thou shalt not make unto thee any graven image, or any likeness of any thing that is in heaven above, or that is in the earth beneath, or that is in the water under the earth: نام یهوه، خدای خود را به باطل مبر، زیراخداوند کسی را که اسم او را به باطل برد، بی‌گناه نخواهد شمرد. bible_en_fa Thou shalt not bow down thyself to them, nor serve them: for I the LORD thy God am a jealous God, visiting the iniquity of the fathers upon the children unto the third and fourth generation of them that hate me; روز سبت را یاد کن تا آن راتقدیس نمایی. bible_en_fa And shewing mercy unto thousands of them that love me, and keep my commandments. شش روز مشغول باش و همه کارهای خود را بجا آور. bible_en_fa Thou shalt not take the name of the LORD thy God in vain; for the LORD will not hold him guiltless that taketh his name in vain. اما روز هفتمین، سبت یهوه، خدای توست. در آن هیچ کار مکن، تو و پسرت و دخترت و غلامت و کنیزت وبهیمه ات و مهمان تو که درون دروازه های توباشد. bible_en_fa Remember the sabbath day, to keep it holy. زیرا که در شش روز، خداوند آسمان وزمین و دریا و آنچه را که در آنهاست بساخت، ودر روز هفتم آرام فرمود. از این سبب خداوند روزهفتم را مبارک خوانده، آن را تقدیس نمود. bible_en_fa Six days shalt thou labour, and do all thy work: پدر و مادر خود را احترام نما، تا روزهای تو درزمینی که یهوه خدایت به تو می‌بخشد، درازشود. bible_en_fa But the seventh day is the sabbath of the LORD thy God: in it thou shalt not do any work, thou, nor thy son, nor thy daughter, thy manservant, nor thy maidservant, nor thy cattle, nor thy stranger that is within thy gates: قتل مکن. bible_en_fa For in six days the LORD made heaven and earth, the sea, and all that in them is, and rested the seventh day: wherefore the LORD blessed the sabbath day, and hallowed it. زنا مکن. bible_en_fa Honour thy father and thy mother: that thy days may be long upon the land which the LORD thy God giveth thee. دزدی مکن. bible_en_fa Thou shalt not kill. بر همسایه خود شهادت دروغ مده. bible_en_fa Thou shalt not commit adultery. به خانه همسایه خود طمع مورز، و به زن همسایه ات وغلامش و کنیزش و گاوش و الاغش و به هیچ‌چیزی که از آن همسایه تو باشد، طمع مکن.» bible_en_fa Thou shalt not steal. و جمیع قوم رعدها و زبانه های آتش وصدای کرنا و کوه را که پر از دود بود دیدند، وچون قوم این را بدیدند لرزیدند، و از دوربایستادند. bible_en_fa Thou shalt not bear false witness against thy neighbour. و به موسی گفتند: «تو به ما سخن بگو و خواهیم شنید، اما خدا به ما نگوید، مبادابمیریم.» bible_en_fa Thou shalt not covet thy neighbour's house, thou shalt not covet thy neighbour's wife, nor his manservant, nor his maidservant, nor his ox, nor his ass, nor any thing that is thy neighbour's. موسی به قوم گفت: «مترسید زیراخدا برای امتحان شما آمده است، تا ترس اوپیش روی شما باشد و گناه نکنید.» bible_en_fa And all the people saw the thunderings, and the lightnings, and the noise of the trumpet, and the mountain smoking: and when the people saw it, they removed, and stood afar off. پس قوم ازدور ایستادند و موسی به ظلمت غلیظ که خدا درآن بود، نزدیک آمد. bible_en_fa And they said unto Moses, Speak thou with us, and we will hear: but let not God speak with us, lest we die. و خداوند به موسی گفت: «به بنی‌اسرائیل چنین بگو: شما دیدید که ازآسمان به شما سخن گفتم: bible_en_fa And Moses said unto the people, Fear not: for God is come to prove you, and that his fear may be before your faces, that ye sin not. با من خدایان نقره مسازید و خدایان طلا برای خود مسازید. bible_en_fa And the people stood afar off, and Moses drew near unto the thick darkness where God was. مذبحی از خاک برای من بساز، و قربانی های سوختنی خود و هدایای سلامتی خود را از گله ورمه خویش بر آن بگذران، در هر جایی که یادگاری برای نام خود سازم، نزد تو خواهم آمد، و تو را برکت خواهم داد. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Thus thou shalt say unto the children of Israel, Ye have seen that I have talked with you from heaven. و اگر مذبحی ازسنگ برای من سازی، آن را از سنگهای تراشیده بنا مکن، زیرا اگر افزار خود را بر آن بلند کردی، آن را نجس خواهی ساخت.و بر مذبح من ازپله‌ها بالا مرو، مبادا عورت تو بر آن مکشوف شود.» bible_en_fa Ye shall not make with me gods of silver, neither shall ye make unto you gods of gold. و بر مذبح من ازپله‌ها بالا مرو، مبادا عورت تو بر آن مکشوف شود.» bible_en_fa An altar of earth thou shalt make unto me, and shalt sacrifice thereon thy burnt offerings, and thy peace offerings, thy sheep, and thine oxen: in all places where I record my name I will come unto thee, and I will bless thee. «و این است احکامی که پیش ایشان می گذاری: bible_en_fa And if thou wilt make me an altar of stone, thou shalt not build it of hewn stone: for if thou lift up thy tool upon it, thou hast polluted it. اگر غلام عبری بخری، شش سال خدمت کند، و در هفتمین، بی‌قیمت، آزاد بیرون رود. bible_en_fa Neither shalt thou go up by steps unto mine altar, that thy nakedness be not discovered thereon. اگر تنها آمده، تنها بیرون رود. واگر صاحب زن بوده، زنش همراه او بیرون رود. bible_en_fa Now these are the judgments which thou shalt set before them. اگر آقایش زنی بدو دهد و پسران یا دختران برایش بزاید، آنگاه زن و اولادش از آن آقایش باشند، و آن مرد تنها بیرون رود. bible_en_fa If thou buy an Hebrew servant, six years he shall serve: and in the seventh he shall go out free for nothing. لیکن هرگاه آن غلام بگوید که هرآینه آقایم و زن و فرزندان خودرا دوست می‌دارم و نمی خواهم که آزاد بیرون روم، bible_en_fa If he came in by himself, he shall go out by himself: if he were married, then his wife shall go out with him. آنگاه آقایش او را به حضور خدا بیاورد، واو را نزدیک در یا قایمه در برساند، و آقایش گوش او را با درفشی سوراخ کند، و او وی راهمیشه بندگی نماید. bible_en_fa If his master have given him a wife, and she have born him sons or daughters; the wife and her children shall be her master's, and he shall go out by himself. اما اگر شخصی، دخترخود را به کنیزی بفروشد، مثل غلامان بیرون نرود. bible_en_fa And if the servant shall plainly say, I love my master, my wife, and my children; I will not go out free: هر گاه به نظر آقایش که او را برای خودنامزد کرده است ناپسند آید، بگذارد که او را فدیه دهند، اما هیچ حق ندارد که او را به قوم بیگانه بفروشد، زیرا که بدو خیانت کرده است. bible_en_fa Then his master shall bring him unto the judges; he shall also bring him to the door, or unto the door post; and his master shall bore his ear through with an aul; and he shall serve him for ever. و هرگاه او را به پسر خود نامزد کند، موافق رسم دختران بااو عمل نماید. bible_en_fa And if a man sell his daughter to be a maidservant, she shall not go out as the menservants do. اگر زنی دیگر برای خود گیرد، آنگاه خوراک و لباس و مباشرت او را کم نکند. bible_en_fa If she please not her master, who hath betrothed her to himself, then shall he let her be redeemed: to sell her unto a strange nation he shall have no power, seeing he hath dealt deceitfully with her. و اگر این سه چیز را برای او نکند، آنگاه بی‌قیمت و رایگان بیرون رود. bible_en_fa And if he have betrothed her unto his son, he shall deal with her after the manner of daughters. «هر‌که انسانی را بزند و او بمیرد، هر آینه کشته شود. bible_en_fa If he take him another wife; her food, her raiment, and her duty of marriage, shall he not diminish. اما اگر قصد او نداشت، بلکه خداوی را بدستش رسانید، آنگاه مکانی برای تو معین کنم تا بدانجا فرار کند. bible_en_fa And if he do not these three unto her, then shall she go out free without money. لیکن اگر شخصی عمد بر همسایه خود آید، تا او را به مکر بکشد، آنگاه او را از مذبح من کشیده، به قتل برسان. bible_en_fa He that smiteth a man, so that he die, shall be surely put to death. و هر‌که پدر یا مادر خود را زند، هرآینه کشته شود. bible_en_fa And if a man lie not in wait, but God deliver him into his hand; then I will appoint thee a place whither he shall flee. وهر‌که آدمی را بدزدد و او را بفروشد یا در دستش یافت شود، هرآینه کشته شود. bible_en_fa But if a man come presumptuously upon his neighbour, to slay him with guile; thou shalt take him from mine altar, that he may die. و هر‌که پدر یامادر خود را لعنت کند، هرآینه کشته شود. bible_en_fa And he that smiteth his father, or his mother, shall be surely put to death. واگر دو مرد نزاع کنند، و یکی دیگری را به سنگ یابه مشت زند، و او نمیرد لیکن بستری شود، bible_en_fa And he that stealeth a man, and selleth him, or if he be found in his hand, he shall surely be put to death. اگربرخیزد و با عصا بیرون رود، آنگاه زننده او بی‌گناه شمرده شود، اما عوض بیکاریش را ادا نماید، وخرج معالجه او را بدهد. bible_en_fa And he that curseth his father, or his mother, shall surely be put to death. و اگر کسی غلام یاکنیز خود را به عصا بزند، و او زیر دست او بمیرد، هرآینه انتقام او گرفته شود. bible_en_fa And if men strive together, and one smite another with a stone, or with his fist, and he die not, but keepeth his bed: لیکن اگر یک دوروز زنده بماند، از او انتقام کشیده نشود، زیرا که زرخرید اوست. bible_en_fa If he rise again, and walk abroad upon his staff, then shall he that smote him be quit: only he shall pay for the loss of his time, and shall cause him to be thoroughly healed. و اگر مردم جنگ کنند، و زنی حامله را بزنند، و اولاد او سقط گردد، و ضرری دیگر نشود، البته غرامتی بدهد موافق آنچه شوهرزن بدو گذارد، و به حضور داوران ادا نماید. bible_en_fa And if a man smite his servant, or his maid, with a rod, and he die under his hand; he shall be surely punished. واگر اذیتی دیگر حاصل شود، آنگاه جان به عوض جان بده. bible_en_fa Notwithstanding, if he continue a day or two, he shall not be punished: for he is his money. و چشم به عوض چشم، و دندان به عوض دندان، و دست به عوض دست، و پا به عوض پا. bible_en_fa If men strive, and hurt a woman with child, so that her fruit depart from her, and yet no mischief follow: he shall be surely punished, according as the woman's husband will lay upon him; and he shall pay as the judges determine. و داغ به عوض داغ، و زخم به عوض زخم، و لطمه به عوض لطمه. bible_en_fa And if any mischief follow, then thou shalt give life for life, و اگر کسی چشم غلام یا چشم کنیز خود را بزند که ضایع شود، او را به عوض چشمش آزاد کند. bible_en_fa Eye for eye, tooth for tooth, hand for hand, foot for foot, و اگردندان غلام یا دندان کنیز خود را بیندازد او را به عوض دندانش آزاد کند. bible_en_fa Burning for burning, wound for wound, stripe for stripe. و هرگاه گاوی به شاخ خود مردی یا زنی را بزند که او بمیرد، گاو را البته سنگسار کنند، و گوشتش را نخورند و صاحب گاو بی‌گناه باشد. bible_en_fa And if a man smite the eye of his servant, or the eye of his maid, that it perish; he shall let him go free for his eye's sake. و لیکن اگر گاو قبل از آن شاخ زن می‌بود، و صاحبش آگاه بود، و آن را نگاه نداشت، و او مردی یا زنی را کشت، گاو راسنگسار کنند، و صاحبش را نیز به قتل رسانند. bible_en_fa And if he smite out his manservant's tooth, or his maidservant's tooth; he shall let him go free for his tooth's sake. و اگر دیه بر او گذاشته شود، آنگاه برای فدیه جان خود هرآنچه بر او مقرر شود، ادا نماید. bible_en_fa If an ox gore a man or a woman, that they die: then the ox shall be surely stoned, and his flesh shall not be eaten; but the owner of the ox shall be quit. خواه پسر خواه دختر را شاخ زده باشد، به حسب این حکم با او عمل کنند. bible_en_fa But if the ox were wont to push with his horn in time past, and it hath been testified to his owner, and he hath not kept him in, but that he hath killed a man or a woman; the ox shall be stoned, and his owner also shall be put to death. اگر گاو، غلامی یا کنیزی را بزند، سی مثقال نقره به صاحب او داده شود، و گاو سنگسار شود. bible_en_fa If there be laid on him a sum of money, then he shall give for the ransom of his life whatsoever is laid upon him. واگر کسی چاهی گشاید یا کسی چاهی حفر کند، وآن را نپوشاند، و گاوی یا الاغی در آن افتد، bible_en_fa Whether he have gored a son, or have gored a daughter, according to this judgment shall it be done unto him. صاحب چاه عوض او را بدهد، و قیمتش را به صاحبش ادا نماید، و میته از آن او باشد. bible_en_fa If the ox shall push a manservant or a maidservant; he shall give unto their master thirty shekels of silver, and the ox shall be stoned. و اگرگاو شخصی، گاو همسایه او را بزند، و آن بمیردپس گاو زنده را بفروشند، و قیمت آن را تقسیم کنند، و میته را نیز تقسیم نمایند،اما اگر معلوم بوده باشد که آن گاو قبل از آن شاخ زن می‌بود، وصاحبش آن را نگاه نداشت، البته گاو به عوض گاو بدهد و میته از آن او باشد. bible_en_fa And if a man shall open a pit, or if a man shall dig a pit, and not cover it, and an ox or an ass fall therein; اما اگر معلوم بوده باشد که آن گاو قبل از آن شاخ زن می‌بود، وصاحبش آن را نگاه نداشت، البته گاو به عوض گاو بدهد و میته از آن او باشد. bible_en_fa The owner of the pit shall make it good, and give money unto the owner of them; and the dead beast shall be his. «اگر کسی گاوی یا گوسفندی بدزدد، و آن را بکشد یا بفروشد، به عوض گاوپنج گاو، و به عوض گوسفند چهار گوسفند بدهد. bible_en_fa And if one man's ox hurt another's, that he die; then they shall sell the live ox, and divide the money of it; and the dead ox also they shall divide. اگر دزدی در رخنه کردن گرفته شود، و او رابزنند بطوری که بمیرد، بازخواست خون برای اونباشد. bible_en_fa Or if it be known that the ox hath used to push in time past, and his owner hath not kept him in; he shall surely pay ox for ox; and the dead shall be his own. اما اگر آفتاب بر او طلوع کرد، بازخواست خون برای او هست. البته مکافات باید داد، و اگر چیزی ندارد، به عوض دزدی که کرد، فروخته شود. bible_en_fa If a man shall steal an ox, or a sheep, and kill it, or sell it; he shall restore five oxen for an ox, and four sheep for a sheep. اگر چیزی دزدیده شده، ازگاو یا الاغ یا گوسفند زنده در دست او یافت شود، دو مقابل آن را رد کند. bible_en_fa If a thief be found breaking up, and be smitten that he die, there shall no blood be shed for him. اگر کسی مرتعی یاتاکستانی را بچراند، یعنی مواشی خود را براند تامرتع دیگری را بچراند، از نیکوترین مرتع و ازبهترین تاکستان خود عوض بدهد. bible_en_fa If the sun be risen upon him, there shall be blood shed for him; for he should make full restitution; if he have nothing, then he shall be sold for his theft. اگر آتشی بیرون رود، و خارها را فراگیرد و بافه های غله یاخوشه های نادرویده یا مزرعه‌ای سوخته گردد، هر‌که آتش را افروخته است، البته عوض بدهد. bible_en_fa If the theft be certainly found in his hand alive, whether it be ox, or ass, or sheep; he shall restore double. اگر کسی پول یا اسباب نزد همسایه خود امانت گذارد، و از خانه آن شخص دزدیده شود، هر گاه دزد پیدا شود، دو چندان رد نماید. bible_en_fa If a man shall cause a field or vineyard to be eaten, and shall put in his beast, and shall feed in another man's field; of the best of his own field, and of the best of his own vineyard, shall he make restitution. و اگر دزدگرفته نشود، آنگاه صاحب‌خانه را به حضورحکام بیاورند، تا حکم شود که آیا دست خود رابر اموال همسایه خویش دراز کرده است یا نه. bible_en_fa If fire break out, and catch in thorns, so that the stacks of corn, or the standing corn, or the field, be consumed therewith; he that kindled the fire shall surely make restitution. در هر خیانتی از گاو و الاغ و گوسفند و رخت وهر چیز گم شده، که کسی بر آن ادعا کند، امر هردو به حضور خدا برده شود، و بر گناه هر کدام که خدا حکم کند، دو چندان به همسایه خود ردنماید. bible_en_fa If a man shall deliver unto his neighbour money or stuff to keep, and it be stolen out of the man's house; if the thief be found, let him pay double. اگر کسی الاغی یا گاوی یا گوسفندی یاجانوری دیگر به همسایه خود امانت دهد، و آن بمیرد یا پایش شکسته شود یا دزدیده شود، وشاهدی نباشد، bible_en_fa If the thief be not found, then the master of the house shall be brought unto the judges, to see whether he have put his hand unto his neighbour's goods. قسم خداوند در میان هر دونهاده شود، که دست خود را به مال همسایه خویش دراز نکرده است. پس مالکش قبول بکندو او عوض ندهد. bible_en_fa For all manner of trespass, whether it be for ox, for ass, for sheep, for raiment, or for any manner of lost thing, which another challengeth to be his, the cause of both parties shall come before the judges; and whom the judges shall condemn, he shall pay double unto his neighbour. لیکن اگر از او دزدیده شد، به صاحبش عوض باید داد. bible_en_fa If a man deliver unto his neighbour an ass, or an ox, or a sheep, or any beast, to keep; and it die, or be hurt, or driven away, no man seeing it: و اگر دریده شد، آن را برای شهادت بیاورد، و برای دریده شده، عوض ندهد. bible_en_fa Then shall an oath of the LORD be between them both, that he hath not put his hand unto his neighbour's goods; and the owner of it shall accept thereof, and he shall not make it good. و اگر کسی حیوانی از همسایه خود عاریت گرفت، و پای آن شکست یا مرد، وصاحبش همراهش نبود، البته عوض باید داد. bible_en_fa And if it be stolen from him, he shall make restitution unto the owner thereof. اما اگر صاحبش همراهش بود، عوض نباید داد، و اگر کرایه شد، برای کرایه آمده بود. bible_en_fa If it be torn in pieces, then let him bring it for witness, and he shall not make good that which was torn. «اگر کسی دختری را که نامزد نبود فریب داده، با او هم بستر شد، البته می‌باید او را زن منکوحه خویش سازد. bible_en_fa And if a man borrow ought of his neighbour, and it be hurt, or die, the owner thereof being not with it, he shall surely make it good. و هرگاه پدرش راضی نباشد که او را بدو دهد، موافق مهر دوشیزگان نقدی بدو باید داد. bible_en_fa But if the owner thereof be with it, he shall not make it good: if it be an hired thing, it came for his hire. زن جادوگر را زنده مگذار. bible_en_fa And if a man entice a maid that is not betrothed, and lie with her, he shall surely endow her to be his wife. هر‌که با حیوانی مقاربت کند، هرآینه کشته شود. bible_en_fa If her father utterly refuse to give her unto him, he shall pay money according to the dowry of virgins. هر‌که برای خدای غیر از یهوه و بس قربانی گذراند، البته هلاک گردد. bible_en_fa Thou shalt not suffer a witch to live. غریبی رااذیت مرسانید. و بر او ظلم مکنید، زیرا که درزمین مصر غریب بودید. bible_en_fa Whosoever lieth with a beast shall surely be put to death. بر بیوه‌زنی یا یتیمی ظلم مکنید. bible_en_fa He that sacrificeth unto any god, save unto the LORD only, he shall be utterly destroyed. و هر گاه بر او ظلم کردی، و او نزدمن فریاد برآورد، البته فریاد او را مستجاب خواهم فرمود. bible_en_fa Thou shalt neither vex a stranger, nor oppress him: for ye were strangers in the land of Egypt. و خشم من مشتعل شود، و شمارا به شمشیر خواهم کشت، و زنان شما بیوه شوندو پسران شما یتیم. bible_en_fa Ye shall not afflict any widow, or fatherless child. اگر نقدی به فقیری ازقوم من که همسایه تو باشد قرض دادی، مثل رباخوار با او رفتار مکن و هیچ سود بر اومگذار. bible_en_fa If thou afflict them in any wise, and they cry at all unto me, I will surely hear their cry; اگر رخت همسایه خود را به گروگرفتی، آن را قبل از غروب آفتاب بدو رد کن. bible_en_fa And my wrath shall wax hot, and I will kill you with the sword; and your wives shall be widows, and your children fatherless. زیرا که آن فقط پوشش او و لباس برای بدن اوست، پس در چه چیز بخوابد، و اگر نزد من فریاد برآورد، هرآینه اجابت خواهم فرمود، زیرا که من کریم هستم. bible_en_fa If thou lend money to any of my people that is poor by thee, thou shalt not be to him as an usurer, neither shalt thou lay upon him usury. به خدا ناسزا مگو ورئیس قوم خود را لعنت مکن. bible_en_fa If thou at all take thy neighbour's raiment to pledge, thou shalt deliver it unto him by that the sun goeth down: درآوردن نوبرغله و عصیر رز خود تاخیر منما. و نخست زاده پسران خود را به من بده. bible_en_fa For that is his covering only, it is his raiment for his skin: wherein shall he sleep? and it shall come to pass, when he crieth unto me, that I will hear; for I am gracious. با گاوان وگوسفندان خود چنین بکن. هفت روز نزد مادرخود بماند و در روز هشتمین آن را به من بده.وبرای من مردان مقدس باشید، و گوشتی را که در صحرا دریده شود مخورید؛ آن را نزد سگان بیندازید. bible_en_fa Thou shalt not revile the gods, nor curse the ruler of thy people. وبرای من مردان مقدس باشید، و گوشتی را که در صحرا دریده شود مخورید؛ آن را نزد سگان بیندازید. bible_en_fa Thou shalt not delay to offer the first of thy ripe fruits, and of thy liquors: the firstborn of thy sons shalt thou give unto me. «خبر باطل را انتشار مده، و با شریران همداستان مشو، که شهادت دروغ دهی. bible_en_fa Likewise shalt thou do with thine oxen, and with thy sheep: seven days it shall be with his dam; on the eighth day thou shalt give it me. پیروی بسیاری برای عمل بد مکن؛ و درمرافعه، محض متابعت کثیری، سخنی برای انحراف حق مگو. bible_en_fa And ye shall be holy men unto me: neither shall ye eat any flesh that is torn of beasts in the field; ye shall cast it to the dogs. و در مرافعه فقیر نیزطرفداری او منما. bible_en_fa Thou shalt not raise a false report: put not thine hand with the wicked to be an unrighteous witness. اگر گاو یا الاغ دشمن خود رایافتی که گم شده باشد، البته آن را نزد او بازبیاور. bible_en_fa Thou shalt not follow a multitude to do evil; neither shalt thou speak in a cause to decline after many to wrest judgment: اگر الاغ دشمن خود را زیر بارش خوابیده یافتی، و از گشادن او روگردان هستی، البته آن را همراه او باید بگشایی. bible_en_fa Neither shalt thou countenance a poor man in his cause. حق فقیرخود را در دعوی او منحرف مساز. bible_en_fa If thou meet thine enemy's ox or his ass going astray, thou shalt surely bring it back to him again. از امردروغ اجتناب نما و بی‌گناه و صالح را به قتل مرسان زیرا که ظالم را عادل نخواهم شمرد. bible_en_fa If thou see the ass of him that hateth thee lying under his burden, and wouldest forbear to help him, thou shalt surely help with him. ورشوت مخور زیرا که رشوت بینایان را کورمی کند و سخن صدیقان را کج می‌سازد. bible_en_fa Thou shalt not wrest the judgment of thy poor in his cause. و برشخص غریب ظلم منما زیرا که از دل غریبان خبر دارید، چونکه در زمین مصر غریب بودید. bible_en_fa Keep thee far from a false matter; and the innocent and righteous slay thou not: for I will not justify the wicked. «و شش سال مزرعه خود را بکار ومحصولش را جمع کن، bible_en_fa And thou shalt take no gift: for the gift blindeth the wise, and perverteth the words of the righteous. لیکن در هفتمین آن رابگذار و ترک کن تا فقیران قوم تو از آن بخورند و آنچه از ایشان باقی ماند حیوانات صحرا بخورند. همچنین با تاکستان و درختان زیتون خود عمل نما. bible_en_fa Also thou shalt not oppress a stranger: for ye know the heart of a stranger, seeing ye were strangers in the land of Egypt. شش روز به شغل خود بپرداز و در روزهفتمین آرام کن تا گاوت و الاغت آرام گیرند وپسر کنیزت و مهمانت استراحت کنند. bible_en_fa And six years thou shalt sow thy land, and shalt gather in the fruits thereof: و آنچه را به شما گفته‌ام، نگاه دارید و نام خدایان غیر راذکر مکنید، از زبانت شنیده نشود. bible_en_fa But the seventh year thou shalt let it rest and lie still; that the poor of thy people may eat: and what they leave the beasts of the field shall eat. In like manner thou shalt deal with thy vineyard, and with thy oliveyard. «در هر سال سه مرتبه عید برای من نگاه دار. bible_en_fa Six days thou shalt do thy work, and on the seventh day thou shalt rest: that thine ox and thine ass may rest, and the son of thy handmaid, and the stranger, may be refreshed. عید فطیر را نگاه دار، و چنانکه تو را امرفرموده‌ام، هفت روز نان فطیر بخور در زمان معین در ماه ابیب، زیرا که در آن از مصر بیرون آمدی. وهیچ‌کس به حضور من تهی‌دست حاضر نشود. bible_en_fa And in all things that I have said unto you be circumspect: and make no mention of the name of other gods, neither let it be heard out of thy mouth. و عید حصاد نوبر غلات خود را که در مزرعه کاشته‌ای، و عید جمع را در آخر سال وقتی که حاصل خود را از صحرا جمع کرده‌ای. bible_en_fa Three times thou shalt keep a feast unto me in the year. در هرسال سه مرتبه همه ذکورانت به حضور خداوندیهوه حاضر شوند. bible_en_fa Thou shalt keep the feast of unleavened bread: (thou shalt eat unleavened bread seven days, as I commanded thee, in the time appointed of the month Abib; for in it thou camest out from Egypt: and none shall appear before me empty:) خون قربانی مرا با نان خمیرمایه دار مگذران و پیه عید من تا صبح باقی نماند. bible_en_fa And the feast of harvest, the firstfruits of thy labours, which thou hast sown in the field: and the feast of ingathering, which is in the end of the year, when thou hast gathered in thy labours out of the field. نوبر نخستین زمین خود را به خانه یهوه خدای خود بیاور و بزغاله را در شیر مادرش مپز. bible_en_fa Three times in the year all thy males shall appear before the Lord GOD. «اینک من فرشته‌ای پیش روی تومی فرستم تا تو را در راه محافظت نموده، بدان مکانی که مهیا کرده‌ام برساند. bible_en_fa Thou shalt not offer the blood of my sacrifice with leavened bread; neither shall the fat of my sacrifice remain until the morning. از او با حذر باش و آواز او را بشنو و از او تمرد منما زیرا گناهان شما را نخواهد آمرزید، چونکه نام من در اوست. bible_en_fa The first of the firstfruits of thy land thou shalt bring into the house of the LORD thy God. Thou shalt not seethe a kid in his mother's milk. و اگر قول او را شنیدی و به آنچه گفته‌ام عمل نمودی، هرآینه دشمن دشمنانت و مخالف مخالفانت خواهم بود، bible_en_fa Behold, I send an Angel before thee, to keep thee in the way, and to bring thee into the place which I have prepared. زیرا فرشته من پیش روی تو می‌رود و تو را به اموریان و حتیان وفرزیان و کنعانیان و حویان و یبوسیان خواهدرسانید و ایشان را هلاک خواهم ساخت. bible_en_fa Beware of him, and obey his voice, provoke him not; for he will not pardon your transgressions: for my name is in him. خدایان ایشان را سجده منما و آنها را عبادت مکن و موافق کارهای ایشان مکن، البته آنها رامنهدم ساز و بتهای ایشان را بشکن. bible_en_fa But if thou shalt indeed obey his voice, and do all that I speak; then I will be an enemy unto thine enemies, and an adversary unto thine adversaries. و یهوه، خدای خود ��ا عبادت نمایید تا نان و آب تو رابرکت دهد و بیماری را از میان تو دور خواهم کرد، bible_en_fa For mine Angel shall go before thee, and bring thee in unto the Amorites, and the Hittites, and the Perizzites, and the Canaanites, and the Hivites, and the Jebusites: and I will cut them off. و در زمینت سقط کننده و نازاد نخواهدبود و شماره روزهایت را تمام خواهم کرد. bible_en_fa Thou shalt not bow down to their gods, nor serve them, nor do after their works: but thou shalt utterly overthrow them, and quite break down their images. وخوف خود را پیش روی تو خواهم فرستاد و هرقومی را که بدیشان برسی متحیر خواهم ساخت و جمیع دشمنانت را پیش تو روگردان خواهم ساخت. bible_en_fa And ye shall serve the LORD your God, and he shall bless thy bread, and thy water; and I will take sickness away from the midst of thee. و زنبورها پیش روی تو خواهم فرستاد تا حویان و کنعانیان و حتیان را ازحضورت برانند. bible_en_fa There shall nothing cast their young, nor be barren, in thy land: the number of thy days I will fulfil. ایشان را در یک سال ازحضور تو نخواهم راند، مبادا زمین ویران گردد وحیوانات صحرا بر تو زیاده شوند. bible_en_fa I will send my fear before thee, and will destroy all the people to whom thou shalt come, and I will make all thine enemies turn their backs unto thee. ایشان را ازپیش روی تو به تدریج خواهم راند تا کثیر شوی و زمین را متصرف گردی. bible_en_fa And I will send hornets before thee, which shall drive out the Hivite, the Canaanite, and the Hittite, from before thee. و حدود تو را از بحرقلزم تا بحر فلسطین، و از صحرا تا نهر فرات قراردهم زیرا ساکنان آن زمین را بدست شما خواهم سپرد و ایشان را از پیش روی خود خواهی راند. bible_en_fa I will not drive them out from before thee in one year; lest the land become desolate, and the beast of the field multiply against thee. با ایشان و با خدایان ایشان عهد مبند.درزمین تو ساکن نشوند، مبادا تو را بر من عاصی گردانند و خدایان ایشان را عبادت کنی و دامی برای تو باشد.» bible_en_fa By little and little I will drive them out from before thee, until thou be increased, and inherit the land. درزمین تو ساکن نشوند، مبادا تو را بر من عاصی گردانند و خدایان ایشان را عبادت کنی و دامی برای تو باشد.» bible_en_fa And I will set thy bounds from the Red sea even unto the sea of the Philistines, and from the desert unto the river: for I will deliver the inhabitants of the land into your hand; and thou shalt drive them out before thee. و به موسی گفت: «نزد خداوند بالابیا، تو و هارون و ناداب و ابیهو و هفتادنفر از مشایخ اسرائیل و از دور سجده کنید. bible_en_fa Thou shalt make no covenant with them, nor with their gods. وموسی تنها نزدیک خداوند بیاید و ایشان نزدیک نیایند و قوم همراه او بالا نیایند.» bible_en_fa They shall not dwell in thy land, lest they make thee sin against me: for if thou serve their gods, it will surely be a snare unto thee. پس موسی آمده، همه سخنان خداوند و همه این احکام را به قوم باز‌گفت و تمامی قوم به یک زبان در جواب گفتند: «همه سخنانی که خداوند گفته است، بجاخواهیم آورد.» bible_en_fa And he said unto Moses, Come up unto the LORD, thou, and Aaron, Nadab, and Abihu, and seventy of the elders of Israel; and worship ye afar off. و موسی تمامی سخنان خداوند را نوشت و بامدادان برخاسته، مذبحی درپای کوه و دوازده ستون، موافق دوازده سبطاسرائیل بنا نهاد. bible_en_fa And Moses alone shall come near the LORD: but they shall not come nigh; neither shall the people go up with him. و بعضی از جوانان بنی‌اسرائیل را فرستاد و قربانی های سوختنی گذرانیدند وقربانی های سلامتی از گاوان برای خداوند ذبح کردند. bible_en_fa And Moses came and told the people all the words of the LORD, and all the judgments: and all the people answered with one voice, and said, All the words which the LORD hath said will we do. و موسی نصف خون را گرفته، در لگنهاریخت و نصف خون را بر مذبح پاشید، bible_en_fa And Moses wrote all the words of the LORD, and rose up early in the morning, and builded an altar under the hill, and twelve pillars, according to the twelve tribes of Israel. و کتاب عهد را گرفته، به سمع قوم خواند. پس گفتند: «هرآنچه خداوند گفته است، خواهیم کرد و گوش خواهیم گرفت.» bible_en_fa And he sent young men of the children of Israel, which offered burnt offerings, and sacrificed peace offerings of oxen unto the LORD. و موسی خون را گرفت و بر قوم پاشیده، گفت: «اینک خون آن عهدی که خداوند بر جمیع این سخنان با شما بسته است.» bible_en_fa And Moses took half of the blood, and put it in basons; and half of the blood he sprinkled on the altar. و موسی با هارون و ناداب و ابیهو و هفتاد نفراز مشایخ اسرائیل بالا رفت. bible_en_fa And he took the book of the covenant, and read in the audience of the people: and they said, All that the LORD hath said will we do, and be obedient. و خدای اسرائیل را دیدند، و زیر پایهایش مثل صنعتی از یاقوت کبود شفاف و مانند ذات آسمان در صفا. bible_en_fa And Moses took the blood, and sprinkled it on the people, and said, Behold the blood of the covenant, which the LORD hath made with you concerning all these words. و برسروران بنی‌اسرائیل دست خود را نگذارد، پس خدا را دیدند و خوردند و آشامیدند. bible_en_fa Then went up Moses, and Aaron, Nadab, and Abihu, and seventy of the elders of Israel: وخداوند به موسی گفت: «نزد من به کوه بالا بیا، وآنجا باش تا لوحهای سنگی و تورات و احکامی را که نوشته‌ام تا ایشان را تعلیم نمایی، به تو دهم.» bible_en_fa And they saw the God of Israel: and there was under his feet as it were a paved work of a sapphire stone, and as it were the body of heaven in his clearness. پس موسی با خادم خود یوشع برخاست، وموسی به کوه خدا بالا آمد. bible_en_fa And upon the nobles of the children of Israel he laid not his hand: also they saw God, and did eat and drink. و به مشایخ گفت: «برای ما در اینجا توقف کنید، تا نزد شمابرگردیم، همانا هارون و حور با شما می‌باشند. پس هر‌که امری دارد، نزد ایشان برود.» bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Come up to me into the mount, and be there: and I will give thee tables of stone, and a law, and commandments which I have written; that thou mayest teach them. و چون موسی به فراز کوه برآمد، ابر کوه را فرو گرفت. bible_en_fa And Moses rose up, and his minister Joshua: and Moses went up into the mount of God. و جلال خداوند بر کوه سینا قرار گرفت، وشش روز ابر آن را پوشانید، و روز هفتمین، موسی را از میان ابر ندا درداد. bible_en_fa And he said unto the elders, Tarry ye here for us, until we come again unto you: and, behold, Aaron and Hur are with you: if any man have any matters to do, let him come unto them. و منظر جلال خداوند، مثل آتش سوزنده در نظر بنی‌اسرائیل برقله کوه بود.و موسی به میان ابر داخل شده، به فراز کوه برآمد، و موسی چهل روز و چهل شب در کوه ماند. bible_en_fa And Moses went up into the mount, and a cloud covered the mount. و موسی به میان ابر داخل شده، به فراز کوه برآمد، و موسی چهل روز و چهل شب در کوه ماند. bible_en_fa And the glory of the LORD abode upon mount Sinai, and the cloud covered it six days: and the seventh day he called unto Moses out of the midst of the cloud. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And the sight of the glory of the LORD was like devouring fire on the top of the mount in the eyes of the children of Israel. «به بنی‌اسرائیل بگو که برای من هدایا بیاورند؛ از هر‌که به میل دل بیاورد، هدایای مرا بگیرید. bible_en_fa And Moses went into the midst of the cloud, and gat him up into the mount: and Moses was in the mount forty days and forty nights. و این است هدایا که از ایشان می‌گیرید: طلا و نقره و برنج، bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و لاجورد وارغوان و قرمز و کتان نازک و پشم بز، bible_en_fa Speak unto the children of Israel, that they bring me an offering: of every man that giveth it willingly with his heart ye shall take my offering. و پوست قوچ سرخ شده و پوست خز و چوب شطیم، bible_en_fa And this is the offering which ye shall take of them; gold, and silver, and brass, وروغن برای چراغها، و ادویه برای روغن مسح، وبرای بخور معطر، bible_en_fa And blue, and purple, and scarlet, and fine linen, and goats' hair, و سنگهای عقیق و سنگهای مرصعی برای ایفود و سینه بند. bible_en_fa And rams' skins dyed red, and badgers' skins, and shittim wood, و مقامی ومقدسی برای من بسازند تا در میان ایشان ساکن شوم. bible_en_fa Oil for the light, spices for anointing oil, and for sweet incense, موافق هر‌آنچه به تو نشان دهم از نمونه مسکن و نمونه جمیع اسبابش، همچنین بسازید. bible_en_fa Onyx stones, and stones to be set in the ephod, and in the breastplate. «و تابوتی از چوب شطیم بسازند که طولش دو ذراع و نیم، و عرضش یک ذراع و نیم وبلندیش یک ذراع و نیم باشد. bible_en_fa And let them make me a sanctuary; that I may dwell among them. و آن را به طلای خالص بپوشان. آن را از درون و بیرون بپوشان، وبر زبرش به هر طرف تاجی زرین بساز. bible_en_fa According to all that I shew thee, after the pattern of the tabernacle, and the pattern of all the instruments thereof, even so shall ye make it. وبرایش چهار حلقه زرین بریز، و آنها را بر چهارقایمه‌اش بگذار، دو حلقه بر یک طرفش و دوحلقه بر طرف دیگر. bible_en_fa And they shall make an ark of shittim wood: two cubits and a half shall be the length thereof, and a cubit and a half the breadth thereof, and a cubit and a half the height thereof. و دو عصا از چوب شطیم بساز، و آنها را به طلا بپوشان. bible_en_fa And thou shalt overlay it with pure gold, within and without shalt thou overlay it, and shalt make upon it a crown of gold round about. و آن عصاها رادر حلقه هایی که بر طرفین تابوت باشد بگذران، تاتابوت را به آنها بردارند. bible_en_fa And thou shalt cast four rings of gold for it, and put them in the four corners thereof; and two rings shall be in the one side of it, and two rings in the other side of it. و عصاها درحلقه های تابوت بماند و از آنها برداشته نشود. bible_en_fa And thou shalt make staves of shittim wood, and overlay them with gold. و آن شهادتی را که به تو می‌دهم، در تابوت بگذار. bible_en_fa And thou shalt put the staves into the rings by the sides of the ark, that the ark may be borne with them. و تخت رحمت را از طلای خالص بساز. طولش دو ذراع و نیم، و عرضش یک ذراع ونیم. bible_en_fa The staves shall be in the rings of the ark: they shall not be taken from it. و دو کروبی از طلا بساز، آنها را ازچرخکاری از هر دو طرف تخت رحمت بساز. bible_en_fa And thou shalt put into the ark the testimony which I shall give thee. و یک کروبی در این سر و کروبی دیگر در آن سر بساز، کروبیان را از تخت رحمت بر هر دوطرفش بساز. bible_en_fa And thou shalt make a mercy seat of pure gold: two cubits and a half shall be the length thereof, and a cubit and a half the breadth thereof. و کروبیان بالهای خود را بر زبرآن پهن کنند، و تخت رحمت را به بالهای خودبپوشانند. و رویهای ایشان به سوی یکدیگرباشد، و رویهای کروبیان به طرف تخت رحمت باشد. bible_en_fa And thou shalt make two cherubims of gold, of beaten work shalt thou make them, in the two ends of the mercy seat. و تخت رحمت را بر روی تابوت بگذارو شهادتی را که به تو می‌دهم در تابوت بنه. bible_en_fa And make one cherub on the one end, and the other cherub on the other end: even of the mercy seat shall ye make the cherubims on the two ends thereof. ودر آنجا با تو ملاقات خواهم کرد و از بالای تخت رحمت از میان دو کروبی که بر تابوت شهادت می‌باشند، با تو سخن خواهم گفت، درباره همه اموری که بجهت بنی‌اسرائیل تو را امر خواهم فرمود. bible_en_fa And the cherubims shall stretch forth their wings on high, covering the mercy seat with their wings, and their faces shall look one to another; toward the mercy seat shall the faces of the cherubims be. «و خوانی از چوب شطیم بساز که طولش دو ذراع، و عرضش یک ذراع، و بلندیش یک ذراع و نیم باشد. bible_en_fa And thou shalt put the mercy seat above upon the ark; and in the ark thou shalt put the testimony that I shall give thee. و آن را به طلای خالص بپوشان، و تاجی از طلا به هر طرفش بساز. bible_en_fa And there I will meet with thee, and I will commune with thee from above the mercy seat, from between the two cherubims which are upon the ark of the testimony, of all things which I will give thee in commandment unto the children of Israel. وحاشیه‌ای به قدر چهار انگشت به اطرافش بساز، و برای حاشیه‌اش تاجی زرین از هر طرف بساز. bible_en_fa Thou shalt also make a table of shittim wood: two cubits shall be the length thereof, and a cubit the breadth thereof, and a cubit and a half the height thereof. و چهار حلقه زرین برایش بساز، و حلقه‌ها را برچهار گوشه چهار قایمه‌اش بگذار. bible_en_fa And thou shalt overlay it with pure gold, and make thereto a crown of gold round about. و حلقه هادر برابر حاشیه باشد، تا خانه‌ها باشد بجهت عصاها برای برداشتن خوان. bible_en_fa And thou shalt make unto it a border of an hand breadth round about, and thou shalt make a golden crown to the border thereof round about. و عصاها را ازچوب شطیم بساز، و آنها را به طلا بپوشان تاخوان را بدانها بردارند. bible_en_fa And thou shalt make for it four rings of gold, and put the rings in the four corners that are on the four feet thereof. و صحنها و کاسه‌ها وجامها و پیاله هایش را که به آنها هدایای ریختنی می‌ریزند بساز، آنها را از طلای خالص بساز. bible_en_fa Over against the border shall the rings be for places of the staves to bear the table. ونان تقدمه را بر خوان، همیشه به حضور من بگذار. bible_en_fa And thou shalt make the staves of shittim wood, and overlay them with gold, that the table may be borne with them. «و چراغدانی از طلای خالص بساز، و ازچرخکاری چراغدان ساخته شود، قاعده‌اش وپایه‌اش و پیاله هایش و سیبهایش و گلهایش ازهمان باشد. bible_en_fa And thou shalt make the dishes thereof, and spoons thereof, and covers thereof, and bowls thereof, to cover withal: of pure gold shalt thou make them. و شش شاخه از طرفینش بیرون آید، یعنی سه شاخه چراغدان از یک طرف و سه شاخه چراغدان از طرف دیگر. bible_en_fa And thou shalt set upon the table shewbread before me alway. سه پیاله بادامی با سیبی و گلی در یک شاخه و سه پیاله بادامی با سیبی و گلی در شاخه دیگر و هم چنین در شش شاخه‌ای که از چراغدان بیرون می‌آید. bible_en_fa And thou shalt make a candlestick of pure gold: of beaten work shall the candlestick be made: his shaft, and his branches, his bowls, his knops, and his flowers, shall be of the same. و درچراغدان چهار پیاله بادامی با سیبها و گلهای آنهاباشد. bible_en_fa And six branches shall come out of the sides of it; three branches of the candlestick out of the one side, and three branches of the candlestick out of the other side: و سیبی زیر دو شاخه آن و سیبی زیر دوشاخه آن و سیبی زیر دو شاخه آن بر شش شاخه‌ای که از چراغدان بیرون می‌آید. bible_en_fa Three bowls made like unto almonds, with a knop and a flower in one branch; and three bowls made like almonds in the other branch, with a knop and a flower: so in the six branches that come out of the candlestick. وسیبها و شاخه هایش از همان باشد، یعنی از یک چرخکاری طلای خالص. bible_en_fa And in the candlestick shall be four bowls made like unto almonds, with their knops and their flowers. و هفت چراغ برای آن بساز، و چراغهایش را بر بالای آن بگذار تاپیش روی آن را روشنایی دهند. bible_en_fa And there shall be a knop under two branches of the same, and a knop under two branches of the same, and a knop under two branches of the same, according to the six branches that proceed out of the candlestick. و گل گیرها وسینیهایش از طلای خالص باشد. bible_en_fa Their knops and their branches shall be of the same: all it shall be one beaten work of pure gold. خودش باهمه اسبابش از یک وزنه طلای خالص ساخته شود.و آگاه باش که آنها را موافق نمونه آنها که در کوه به تو نشان داده شد بسازی. bible_en_fa And thou shalt make the seven lamps thereof: and they shall light the lamps thereof, that they may give light over against it. و آگاه باش که آنها را موافق نمونه آنها که در کوه به تو نشان داده شد بسازی. bible_en_fa And the tongs thereof, and the snuffdishes thereof, shall be of pure gold. «و مسکن را از ده پرده کتان نازک تابیده، و لاجورد و ارغوان و قرمز بساز. با کروبیان از صنعت نساج ماهر آنها را ترتیب نما. bible_en_fa Of a talent of pure gold shall he make it, with all these vessels. طول یک پرده بیست و هشت ذراع، و عرض یک پرده چهار ذراع، و همه پرده‌ها را یک اندازه باشد. bible_en_fa And look that thou make them after their pattern, which was shewed thee in the mount. پنج پرده با یکدیگر پیوسته باشد، و پنج پرده با یکدیگر پیوسته. bible_en_fa Moreover thou shalt make the tabernacle with ten curtains of fine twined linen, and blue, and purple, and scarlet: with cherubims of cunning work shalt thou make them. و مادگیهای لاجورد برکنار هر پرده‌ای بر لب پیوستگی‌اش بساز، و برکنار پرده بیرونی در‌پیوستگی دوم چنین بساز. bible_en_fa The length of one curtain shall be eight and twenty cubits, and the breadth of one curtain four cubits: and every one of the curtains shall have one measure. پنجاه مادگی در یک پرده بساز، و پنجاه مادگی در کنار پرده‌ای که در‌پیوستگی دوم است بساز، به قسمی که مادگیها مقابل یکدیگر باشد. bible_en_fa The five curtains shall be coupled together one to another; and other five curtains shall be coupled one to another. و پنجاه تکمه زرین بساز و پرده‌ها را به تکمه‌ها با یکدیگرپیوسته ساز، تا مسکن یک باشد. bible_en_fa And thou shalt make loops of blue upon the edge of the one curtain from the selvedge in the coupling; and likewise shalt thou make in the uttermost edge of another curtain, in the coupling of the second. و خیمه بالای مسکن را از پرده های پشم بز بساز، و برای آن یازده پرده درست کن. bible_en_fa Fifty loops shalt thou make in the one curtain, and fifty loops shalt thou make in the edge of the curtain that is in the coupling of the second; that the loops may take hold one of another. طول یک پرده سی ذراع، و عرض یک پرده چهار ذراع، و اندازه هر یازده پرده‌یک باشد. bible_en_fa And thou shalt make fifty taches of gold, and couple the curtains together with the taches: and it shall be one tabernacle. و پنج پرده را جدا و شش پرده راجدا، پیوسته ساز، و پرده ششم را پیش روی خیمه دولا کن. bible_en_fa And thou shalt make curtains of goats' hair to be a covering upon the tabernacle: eleven curtains shalt thou make. و پنجاه مادگی بر کنار پرده‌ای که در‌پیوستگی بیرون است بساز، و پنجاه مادگی بر کنار پرده‌ای که در‌پیوستگی دوم است. bible_en_fa The length of one curtain shall be thirty cubits, and the breadth of one curtain four cubits: and the eleven curtains shall be all of one measure. وپنجاه تکمه برنجین بساز، و تکمه‌ها را در مادگیهابگذران، و خیمه را با هم پیوسته ساز تا یک باشد. bible_en_fa And thou shalt couple five curtains by themselves, and six curtains by themselves, and shalt double the sixth curtain in the forefront of the tabernacle. و زیادتی پرده های خیمه که باقی باشد، یعنی نصف پرده که زیاده است، از پشت خیمه آویزان شود. bible_en_fa And thou shalt make fifty loops on the edge of the one curtain that is outmost in the coupling, and fifty loops in the edge of the curtain which coupleth the second. و ذراعی از این طرف و ذراعی از آن طرف که در طول پرده های خیمه زیاده باشد، برطرفین مسکن از هر دو جانب آویزان شود تا آن رابپوشد. bible_en_fa And thou shalt make fifty taches of brass, and put the taches into the loops, and couple the tent together, that it may be one. و پوششی برای خیمه از پوست قوچ سرخ شده بساز، و پوششی از پوست خز بر زبرآن. bible_en_fa And the remnant that remaineth of the curtains of the tent, the half curtain that remaineth, shall hang over the backside of the tabernacle. «و تخته های قایم از چوب شطیم برای مسکن بساز. bible_en_fa And a cubit on the one side, and a cubit on the other side of that which remaineth in the length of the curtains of the tent, it shall hang over the sides of the tabernacle on this side and on that side, to cover it. طول هر تخته ده ذراع، و عرض هر تخته یک ذراع و نیم. bible_en_fa And thou shalt make a covering for the tent of rams' skins dyed red, and a covering above of badgers' skins. و در هر تخته دو زبانه قرینه یکدیگر باشد، و همه تخته های مسکن راچنین بساز. bible_en_fa And thou shalt make boards for the tabernacle of shittim wood standing up. و تخته‌ها برای مسکن بساز، یعنی بیست تخته از طرف جنوب به سمت یمانی. bible_en_fa Ten cubits shall be the length of a board, and a cubit and a half shall be the breadth of one board. وچهل پایه نقره در زیر آن بیست تخته بساز، یعنی دو پایه زیر یک تخته برای دو زبانه‌اش، و دو پایه زیر یک تخته برای دو زبانه‌اش. bible_en_fa Two tenons shall there be in one board, set in order one against another: thus shalt thou make for all the boards of the tabernacle. و برای جانب دیگر مسکن، از طرف شمال بیست تخته باشد. bible_en_fa And thou shalt make the boards for the tabernacle, twenty boards on the south side southward. و چهل پایه نقره آنها، یعنی دو پایه زیر یک تخته و دو پایه زیر تخته دیگر. bible_en_fa And thou shalt make forty sockets of silver under the twenty boards; two sockets under one board for his two tenons, and two sockets under another board for his two tenons. و برای موخر مسکن از جانب غربی شش تخته بساز. bible_en_fa And for the second side of the tabernacle on the north side there shall be twenty boards: و برای گوشه های مسکن در موخرش دو تخته بساز. bible_en_fa And their forty sockets of silver; two sockets under one board, and two sockets under another board. واز زیر وصل کرده شود، و تا بالا نیز در یک حلقه باهم پیوسته شود، و برای هر دو چنین بشود، در هردو گوشه باشد. bible_en_fa And for the sides of the tabernacle westward thou shalt make six boards. و هشت تخته باشد و پایه های آنها از نقره شانزده پایه باشد، یعنی دو پایه زیریک تخته و دو پایه زیر تخته دیگر. bible_en_fa And two boards shalt thou make for the corners of the tabernacle in the two sides. «و پشت بندها از چوب شطیم بساز، پنج ازبرای تخته های یک طرف مسکن، bible_en_fa And they shall be coupled together beneath, and they shall be coupled together above the head of it unto one ring: thus shall it be for them both; they shall be for the two corners. و پنج پشت بند برای تخته های طرف دیگر مسکن، وپنج پشت بند برای تخته های طرف مسکن درموخرش به سمت مغرب. bible_en_fa And they shall be eight boards, and their sockets of silver, sixteen sockets; two sockets under one board, and two sockets under another board. و پشت بند وسطی که میان تخته هاست، از این سر تا آن سر بگذرد. bible_en_fa And thou shalt make bars of shittim wood; five for the boards of the one side of the tabernacle, و تخته‌ها را به طلا بپوشان و حلقه های آنها رااز طلا بساز تا خانه های پشت بندها باشد وپشت بندها را به طلا بپوشان. bible_en_fa And five bars for the boards of the other side of the tabernacle, and five bars for the boards of the side of the tabernacle, for the two sides westward. «پس مسکن را برپا کن موافق نمونه‌ای که در کوه به تو نشان داده شد. bible_en_fa And the middle bar in the midst of the boards shall reach from end to end. و حجابی ازلاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک تابیده شده بساز، از صنعت نساج ماهر با کروبیان ساخته شود. bible_en_fa And thou shalt overlay the boards with gold, and make their rings of gold for places for the bars: and thou shalt overlay the bars with gold. و آن را بر چهار ستون چوب شطیم پوشیده شده به طلا بگذار، و قلابهای آنها از طلاباشد و بر چهار پایه نقره قایم شود. bible_en_fa And thou shalt rear up the tabernacle according to the fashion thereof which was shewed thee in the mount. و حجاب را زیر تکمه‌ها آویزان کن، و تابوت شهادت را درآنجا به اندرون حجاب بیاور، و حجاب، قدس رابرای شما از قدس‌الاقداس جدا خواهد کرد. bible_en_fa And thou shalt make a vail of blue, and purple, and scarlet, and fine twined linen of cunning work: with cherubims shall it be made: وتخت رحمت را بر تابوت شهادت درقدس‌الاقداس بگذار. bible_en_fa And thou shalt hang it upon four pillars of shittim wood overlaid with gold: their hooks shall be of gold, upon the four sockets of silver. و خوان را بیرون حجاب و چراغدان را برابر خوان به طرف جنوبی مسکن بگذار، و خوان را به طرف شمالی آن برپا کن. bible_en_fa And thou shalt hang up the vail under the taches, that thou mayest bring in thither within the vail the ark of the testimony: and the vail shall divide unto you between the holy place and the most holy. و پرده‌ای برای دروازه مسکن از لاجورد و ارغوان وقرمز و کتان نازک تابیده شده از صنعت طرازبساز.و برای پرده پنج ستون از چوب شطیم بساز، و آنها را به طلا بپوشان، و قلابهای آنها ازطلا باشد، و برای آنها پنج پایه برنجین بریز. bible_en_fa And thou shalt put the mercy seat upon the ark of the testimony in the most holy place. و برای پرده پنج ستون از چوب شطیم بساز، و آنها را به طلا بپوشان، و قلابهای آنها ازطلا باشد، و برای آنها پنج پایه برنجین بریز. bible_en_fa And thou shalt set the table without the vail, and the candlestick over against the table on the side of the tabernacle toward the south: and thou shalt put the table on the north side. «و مذبح را از چوب شطیم بساز، طولش پنج ذراع و عرضش پنج ذراع. ومذبح مربع باشد. و بلندی‌اش سه ذراع. bible_en_fa And thou shalt make an hanging for the door of the tent, of blue, and purple, and scarlet, and fine twined linen, wrought with needlework. وشاخه هایش را بر چهار گوشه‌اش بساز وشاخه هایش از همان باشد و آن را به برنج بپوشان. bible_en_fa And thou shalt make for the hanging five pillars of shittim wood, and overlay them with gold, and their hooks shall be of gold: and thou shalt cast five sockets of brass for them. و لگنهایش را برای برداشتن خاکسترش بساز. وخاک اندازهایش و جامهایش و چنگالهایش ومجمرهایش و همه اسبابش را از برنج بساز. bible_en_fa And thou shalt make an altar of shittim wood, five cubits long, and five cubits broad; the altar shall be foursquare: and the height thereof shall be three cubits. وبرایش آتش دانی مشبک برنجین بساز و بر آن شبکه چهار حلقه برنجین بر چهار گوشه‌اش بساز. bible_en_fa And thou shalt make the horns of it upon the four corners thereof: his horns shall be of the same: and thou shalt overlay it with brass. و آن را در زیر، کنار مذبح بگذار تا شبکه به نصف مذبح برسد. bible_en_fa And thou shalt make his pans to receive his ashes, and his shovels, and his basons, and his fleshhooks, and his firepans: all the vessels thereof thou shalt make of brass. و دو عصا برای مذبح بساز. عصاها از چوب شطیم باشد و آنها را به برنج بپوشان. bible_en_fa And thou shalt make for it a grate of network of brass; and upon the net shalt thou make four brasen rings in the four corners thereof. و عصاها را در حلقه‌ها بگذرانند، وعصاها بر هر دو طرف مذبح باشد تا آن را بردارند. bible_en_fa And thou shalt put it under the compass of the altar beneath, that the net may be even to the midst of the altar. و آن را مجوف از تخته‌ها بساز، همچنانکه درکوه به تو نشان داده شد، به این طور ساخته شود. bible_en_fa And thou shalt make staves for the altar, staves of shittim wood, and overlay them with brass. «و صحن مسکن را بساز به طرف جنوب به سمت یمانی. پرده های صحن از کتان نازک تابیده شده باشد، و طولش صد ذراع به یک طرف. bible_en_fa And the staves shall be put into the rings, and the staves shall be upon the two sides of the altar, to bear it. وستونهایش بیست و پایه های آنها بیست، از برنج باشد و قلابهای ستونها و پشت بندهای آنها ازنقره باشد. bible_en_fa Hollow with boards shalt thou make it: as it was shewed thee in the mount, so shall they make it. و همچنین به طرف شمال، درطولش پرده‌ها باشد که طول آنها صد ذراع باشد وبیست ستون آن و بیست پایه آنها از برنج باشد وقلابهای ستونها و پشت بندهای آنها از نقره باشد. bible_en_fa And thou shalt make the court of the tabernacle: for the south side southward there shall be hangings for the court of fine twined linen of an hundred cubits long for one side: و برای عرض صحن به سمت مغرب، پرده های پنجاه ذراعی باشد. و ستونهای آنها ده وپایه های آنها ده. bible_en_fa And the twenty pillars thereof and their twenty sockets shall be of brass; the hooks of the pillars and their fillets shall be of silver. و عرض صحن به‌جانب مشرق از سمت طلوع پنجاه ذراع باشد. bible_en_fa And likewise for the north side in length there shall be hangings of an hundred cubits long, and his twenty pillars and their twenty sockets of brass; the hooks of the pillars and their fillets of silver. وپرده های یک طرف دروازه، پانزده ذراع وستونهای آنها سه و پایه های آنها سه. bible_en_fa And for the breadth of the court on the west side shall be hangings of fifty cubits: their pillars ten, and their sockets ten. وپرده های طرف دیگر پانزده ذراعی و ستونهای آنها سه و پایه های آنها سه. bible_en_fa And the breadth of the court on the east side eastward shall be fifty cubits. و برای دروازه صحن، پرده بیست ذراعی از لاجورد و ارغوان وقرمز و کتان نازک تابیده شده از صنعت طرازباشد. و ستونهایش چهار و پایه هایش چهار. bible_en_fa The hangings of one side of the gate shall be fifteen cubits: their pillars three, and their sockets three. همه ستونهای گرداگرد صحن با پشت بندهای نقره پیوسته شود، و قلابهای آنها از نقره وپایه های آنها از برنج باشد. bible_en_fa And on the other side shall be hangings fifteen cubits: their pillars three, and their sockets three. طول صحن صدذراع، و عرضش در هر جا پنجاه ذراع، وبلندی‌اش پنج ذراع از کتان نازک تابیده شده، وپایه هایش از برنج باشد. bible_en_fa And for the gate of the court shall be an hanging of twenty cubits, of blue, and purple, and scarlet, and fine twined linen, wrought with needlework: and their pillars shall be four, and their sockets four. و همه اسباب مسکن برای هر خدمتی، و همه میخهایش، و همه میخهای صحن از برنج باشد. bible_en_fa All the pillars round about the court shall be filleted with silver; their hooks shall be of silver, and their sockets of brass. «و تو بنی‌اسرائیل را امر فرما که روغن زیتون مصفی و کوبیده شده برای روشنایی نزد توبیاورند تا چراغها دائم روشن شود.در خیمه اجتماع، بیرون پرده‌ای که در برابر شهادت است، هارون و پسرانش از شام تا صبح، به حضورخداوند آن را درست کنند. و این برای بنی‌اسرائیل نسلا بعد نسل فریضه ابدی باشد. bible_en_fa The length of the court shall be an hundred cubits, and the breadth fifty every where, and the height five cubits of fine twined linen, and their sockets of brass. در خیمه اجتماع، بیرون پرده‌ای که در برابر شهادت است، هارون و پسرانش از شام تا صبح، به حضورخداوند آن را درست کنند. و این برای بنی‌اسرائیل نسلا بعد نسل فریضه ابدی باشد. bible_en_fa All the vessels of the tabernacle in all the service thereof, and all the pins thereof, and all the pins of the court, shall be of brass. «و تو برادر خود، هارون و پسرانش را با وی از میان بنی‌اسرائیل نزد خودبیاور تا برای من کهانت بکند، یعنی هارون وناداب و ابیهو و العازار و ایتامار، پسران هارون. bible_en_fa And thou shalt command the children of Israel, that they bring thee pure oil olive beaten for the light, to cause the lamp to burn always. ورختهای مقدس برای برادرت، هارون، بجهت عزت و زینت بساز. bible_en_fa In the tabernacle of the congregation without the vail, which is before the testimony, Aaron and his sons shall order it from evening to morning before the LORD: it shall be a statute for ever unto their generations on the behalf of the children of Israel. و تو به جمیع دانادلانی که ایشان را به روح حکمت پر ساخته‌ام، بگو که رختهای هارون را بسازند برای تقدیس کردن او تابرای من کهانت کند. bible_en_fa And take thou unto thee Aaron thy brother, and his sons with him, from among the children of Israel, that he may minister unto me in the priest's office, even Aaron, Nadab and Abihu, Eleazar and Ithamar, Aaron's sons. و رختهایی که می‌سازنداین است: سینه بند و ایفود و ردا و پیراهن مطرز وعمامه و کمربند. این رختهای مقدس را برای برادرت هارون و پسرانش بسازند تا بجهت من کهانت کند. bible_en_fa And thou shalt make holy garments for Aaron thy brother for glory and for beauty. و ایشان طلا و لاجورد و ارغوان وقرمز و کتان نازک را بگیرند، bible_en_fa And thou shalt speak unto all that are wise hearted, whom I have filled with the spirit of wisdom, that they may make Aaron's garments to consecrate him, that he may minister unto me in the priest's office. «و ایفود را از طلا و لاجورد و ارغوان و قرمزو کتان نازک تابیده شده، از صنعت نساج ماهربسازند. bible_en_fa And these are the garments which they shall make; a breastplate, and an ephod, and a robe, and a broidered coat, a mitre, and a girdle: and they shall make holy garments for Aaron thy brother, and his sons, that he may minister unto me in the priest's office. و دو کتفش را بر دو کناره‌اش بپیوندند تاپیوسته شود. bible_en_fa And they shall take gold, and blue, and purple, and scarlet, and fine linen. و زنار ایفود که برآن است، ازهمان صنعت و از همان پارچه باشد، یعنی از طلاو لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک تابیده شده. bible_en_fa And they shall make the ephod of gold, of blue, and of purple, of scarlet, and fine twined linen, with cunning work. و دو سنگ جزع بگیر و نامهای بنی‌اسرائیل را بر آنها نقش کن. bible_en_fa It shall have the two shoulderpieces thereof joined at the two edges thereof; and so it shall be joined together. شش نام ایشان را بر یک سنگ و شش نام باقی ایشان را بر سنگ دیگر موافق تولد ایشان. bible_en_fa And the curious girdle of the ephod, which is upon it, shall be of the same, according to the work thereof; even of gold, of blue, and purple, and scarlet, and fine twined linen. از صنعت نقاش سنگ مثل نقش خاتم نامهای بنی‌اسرائیل را بر هردو سنگ نقش نما و آنها را در طوقهای طلا نصب کن. bible_en_fa And thou shalt take two onyx stones, and grave on them the names of the children of Israel: و آن دو سنگ را بر کتفهای ایفود بگذار تاسنگهای یادگاری برای بنی‌اسرائیل باشد، وهارون نامهای ایشان را بر دو کتف خود، بحضور خداوند برای یادگاری بردارد. bible_en_fa Six of their names on one stone, and the other six names of the rest on the other stone, according to their birth. و دو طوق ازطلا بساز. bible_en_fa With the work of an engraver in stone, like the engravings of a signet, shalt thou engrave the two stones with the names of the children of Israel: thou shalt make them to be set in ouches of gold. و دو زنجیر از طلای خالص بسازمثل طناب بهم پیچیده شده، و آن دو زنجیر بهم پیچیده شده را در طوقها بگذار. bible_en_fa And thou shalt put the two stones upon the shoulders of the ephod for stones of memorial unto the children of Israel: and Aaron shall bear their names before the LORD upon his two shoulders for a memorial. «و سینه بند عدالت را از صنعت نساج ماهر، موافق کار ایفود بساز و آن را از طلا و لاجورد وارغوان و قرمز و کتان نازک تابیده شده بساز. bible_en_fa And thou shalt make ouches of gold; ومربع و دولا باشد، طولش یک وجب و عرضش یک وجب. bible_en_fa And two chains of pure gold at the ends; of wreathen work shalt thou make them, and fasten the wreathen chains to the ouches. و آن را به ترصیع سنگها، یعنی به چهار رسته از سنگها مرصع کن که رسته اول عقیق احمر و یاقوت اصفر و زمرد باشد، bible_en_fa And thou shalt make the breastplate of judgment with cunning work; after the work of the ephod thou shalt make it; of gold, of blue, and of purple, and of scarlet, and of fine twined linen, shalt thou make it. و رسته دوم بهرمان و یاقوت کبود و عقیق سفید، bible_en_fa Foursquare it shall be being doubled; a span shall be the length thereof, and a span shall be the breadth thereof. ورسته سوم عین الهر و یشم و جمشت، bible_en_fa And thou shalt set in it settings of stones, even four rows of stones: the first row shall be a sardius, a topaz, and a carbuncle: this shall be the first row. و رسته چهارم زبرجد و جزع و یشب. و آنها دررسته های خود با طلا نشانده شود. bible_en_fa And the second row shall be an emerald, a sapphire, and a diamond. و سنگهاموافق نامهای بنی‌اسرائیل مطابق اسامی ایشان، دوازده باشد، مثل نقش خاتم، و هر یک برای دوازده سبط موافق اسمش باشد. bible_en_fa And the third row a ligure, an agate, and an amethyst. و بر سینه بند، زنجیرهای بهم پیچیده شده، مثل طناب از طلای خالص بساز. bible_en_fa And the fourth row a beryl, and an onyx, and a jasper: they shall be set in gold in their inclosings. و بر سینه بند، دو حلقه از طلابساز و آن دو حلقه را بر دو طرف سینه بند بگذار. bible_en_fa And the stones shall be with the names of the children of Israel, twelve, according to their names, like the engravings of a signet; every one with his name shall they be according to the twelve tribes. و آن دو زنجیر طلا را بر آن دو حلقه‌ای که برسر سینه بند است بگذار. bible_en_fa And thou shalt make upon the breastplate chains at the ends of wreathen work of pure gold. و دو سر دیگر آن دوزنجیر را در آن دو طوق ببند و بر دو کتف ایفودبطرف پیش بگذار. bible_en_fa And thou shalt make upon the breastplate two rings of gold, and shalt put the two rings on the two ends of the breastplate. و دو حلقه زرین بساز و آنهارا بر دو سر سینه بند، به کنار آن که بطرف اندرون ایفود است، بگذار. bible_en_fa And thou shalt put the two wreathen chains of gold in the two rings which are on the ends of the breastplate. و دو حلقه دیگر زرین بسازو آنها را بر دو کتف ایفود از پایین بجانب پیش، دربرابر پیوستگی آن، بر زبر زنار ایفود بگذار. bible_en_fa And the other two ends of the two wreathen chains thou shalt fasten in the two ouches, and put them on the shoulderpieces of the ephod before it. وسینه بند را به حلقه هایش بر حلقه های ایفود به نوار لاجورد ببندند تا بالای زنار ایفود باشد و تاسینه بند از ایفود جدا نشود. bible_en_fa And thou shalt make two rings of gold, and thou shalt put them upon the two ends of the breastplate in the border thereof, which is in the side of the ephod inward. و هارون نامهای بنی‌اسرائیل را بر سینه بند عدالت بر دل خود، وقتی که به قدس داخل شود، به حضور خداوندبجهت یادگاری دائم بردارد. bible_en_fa And two other rings of gold thou shalt make, and shalt put them on the two sides of the ephod underneath, toward the forepart thereof, over against the other coupling thereof, above the curious girdle of the ephod. و اوریم و تمیم را در سینه بند عدالت بگذار تا بر دل هارون باشد، وقتی که به حضور خداوند بیاید، و عدالت بنی‌اسرائیل را بر دل خود بحضور خداوند دائم متحمل شود. bible_en_fa And they shall bind the breastplate by the rings thereof unto the rings of the ephod with a lace of blue, that it may be above the curious girdle of the ephod, and that the breastplate be not loosed from the ephod. «و ردای ایفود را تمام از لاجورد بساز. bible_en_fa And Aaron shall bear the names of the children of Israel in the breastplate of judgment upon his heart, when he goeth in unto the holy place, for a memorial before the LORD continually. و شکافی برای سر، در وسطش باشد. و حاشیه گرداگرد شکافش از کار نساج مثل گریبان زره، تادریده نشود. bible_en_fa And thou shalt put in the breastplate of judgment the Urim and the Thummim; and they shall be upon Aaron's heart, when he goeth in before the LORD: and Aaron shall bear the judgment of the children of Israel upon his heart before the LORD continually. و در دامنش، انارها بساز ازلاجورد و ارغوان و قرمز، گرداگرد دامنش، وزنگوله های زرین در میان آنها به هر طرف. bible_en_fa And thou shalt make the robe of the ephod all of blue. زنگوله زرین و اناری و زنگوله زرین و اناری گرداگرد دامن ردا. bible_en_fa And there shall be an hole in the top of it, in the midst thereof: it shall have a binding of woven work round about the hole of it, as it were the hole of an habergeon, that it be not rent. و در بر هارون باشد، هنگامی که خدمت می‌کند، تا آواز آنها شنیده شود، هنگامی که در قدس بحضور خداوند داخل می‌شود و هنگامی که بیرون می‌آید تا نمیرد. bible_en_fa And beneath upon the hem of it thou shalt make pomegranates of blue, and of purple, and of scarlet, round about the hem thereof; and bells of gold between them round about: وتنکه از طلای خالص بساز و بر آن مثل نقش خاتم قدوسیت برای یهوه نقش کن. bible_en_fa A golden bell and a pomegranate, a golden bell and a pomegranate, upon the hem of the robe round about. و آن را به نوارلاجوردی ببند تا بر عمامه باشد، بر پیشانی عمامه خواهد بود. bible_en_fa And it shall be upon Aaron to minister: and his sound shall be heard when he goeth in unto the holy place before the LORD, and when he cometh out, that he die not. و بر پیشانی هارون باشد تا هارون گناه موقوفاتی که بنی‌اسرائیل وقف می‌نمایند، درهمه هدایای مقدس ایشان متحمل شود. و آن دائم بر پیشانی او باشد تا بحضور خداوند مقبول شوند. bible_en_fa And thou shalt make a plate of pure gold, and grave upon it, like the engravings of a signet, HOLINESS TO THE LORD. و پیراهن کتان نازک را بباف و عمامه‌ای از کتان نازک بساز و کمربندی از صنعت طرازبساز. bible_en_fa And thou shalt put it on a blue lace, that it may be upon the mitre; upon the forefront of the mitre it shall be. و برای پسران هارون پیراهنها بساز و بجهت ایشان کمربندها بساز و برای ایشان عمامه‌ها بساز بجهت عزت و زینت. bible_en_fa And it shall be upon Aaron's forehead, that Aaron may bear the iniquity of the holy things, which the children of Israel shall hallow in all their holy gifts; and it shall be always upon his forehead, that they may be accepted before the LORD. و برادرخود هارون و پسرانش را همراه او به آنها آراسته کن، و ایشان را مسح کن و ایشان را تخصیص وتقدیس نما تا برای من کهانت کنند. bible_en_fa And thou shalt embroider the coat of fine linen, and thou shalt make the mitre of fine linen, and thou shalt make the girdle of needlework. و زیرجامه های کتان برای ستر عورت ایشان بساز که ازکمر تا ران برسد،و بر هارون و پسرانش باشد، هنگامی که به خیمه اجتماع داخل شوند یا نزدمذبح آیند تا در قدس خدمت نمایند، مبادامتحمل گناه شوند و بمیرند. این برای وی و بعد ازاو برای ذریتش فریضه ابدی است. bible_en_fa And for Aaron's sons thou shalt make coats, and thou shalt make for them girdles, and bonnets shalt thou make for them, for glory and for beauty. و بر هارون و پسرانش باشد، هنگامی که به خیمه اجتماع داخل شوند یا نزدمذبح آیند تا در قدس خدمت نمایند، مبادامتحمل گناه شوند و بمیرند. این برای وی و بعد ازاو برای ذریتش فریضه ابدی است. bible_en_fa And thou shalt put them upon Aaron thy brother, and his sons with him; and shalt anoint them, and consecrate them, and sanctify them, that they may minister unto me in the priest's office. «و این است کاری که بدیشان می‌کنی، برای تقدیس نمودن ایشان تا بجهت من کهانت کنند: یک گوساله و دو قوچ بی‌عیب بگیر، bible_en_fa And thou shalt make them linen breeches to cover their nakedness; from the loins even unto the thighs they shall reach: و نان فطیر و قرصهای فطیر سرشته به روغن ورقیقهای فطیر مسح شده به روغن. آنها را از آردنرم گندم بساز. bible_en_fa And they shall be upon Aaron, and upon his sons, when they come in unto the tabernacle of the congregation, or when they come near unto the altar to minister in the holy place; that they bear not iniquity, and die: it shall be a statute for ever unto him and his seed after him. و آنها را در یک سبد بگذار و آنهارا در سبد با گوساله و دو قوچ بگذران. bible_en_fa And this is the thing that thou shalt do unto them to hallow them, to minister unto me in the priest's office: Take one young bullock, and two rams without blemish, و هارون و پسرانش را نزد دروازه خیمه اجتماع آورده، ایشان را به آب غسل ده، bible_en_fa And unleavened bread, and cakes unleavened tempered with oil, and wafers unleavened anointed with oil: of wheaten flour shalt thou make them. و آن رختها را گرفته، هارون را به پیراهن و ردای ایفود و ایفود وسینه بند آراسته کن و زنار ایفود را بر وی ببند. bible_en_fa And thou shalt put them into one basket, and bring them in the basket, with the bullock and the two rams. وعمامه را بر سرش بنه و افسر قدوسیت را برعمامه بگذار، bible_en_fa And Aaron and his sons thou shalt bring unto the door of the tabernacle of the congregation, and shalt wash them with water. و روغن مسح را گرفته، برسرش بریز و او را مسح کن. bible_en_fa And thou shalt take the garments, and put upon Aaron the coat, and the robe of the ephod, and the ephod, and the breastplate, and gird him with the curious girdle of the ephod: و پسرانش را نزدیک آورده، ایشان را به پیراهنها بپوشان. bible_en_fa And thou shalt put the mitre upon his head, and put the holy crown upon the mitre. و بر ایشان، یعنی هارون و پسرانش کمربندها ببند و عمامه هارا بر ایشان بگذار و کهانت برای ایشان فریضه ابدی خواهد بود. پس هارون و پسرانش راتخصیص نما. bible_en_fa Then shalt thou take the anointing oil, and pour it upon his head, and anoint him. و گوساله را پیش خیمه اجتماع برسان، و هارون و پسرانش دستهای خود را بر سرگوساله بگذارند. bible_en_fa And thou shalt bring his sons, and put coats upon them. و گوساله را به حضورخداوند نزد در خیمه اجتماع ذبح کن. bible_en_fa And thou shalt gird them with girdles, Aaron and his sons, and put the bonnets on them: and the priest's office shall be theirs for a perpetual statute: and thou shalt consecrate Aaron and his sons. و ازخون گوساله گرفته، بر شاخهای مذبح به انگشت خود بگذار، و باقی خون را بر بنیان مذبح بریز. bible_en_fa And thou shalt cause a bullock to be brought before the tabernacle of the congregation: and Aaron and his sons shall put their hands upon the head of the bullock. و همه پیه را که احشا را می‌پوشاند، و سفیدی که بر جگر است، و دو گرده را با پیهی که برآنهاست، گرفته، بر مذبح بسوزان. bible_en_fa And thou shalt kill the bullock before the LORD, by the door of the tabernacle of the congregation. اما گوشت گوساله را و پوست و سرگینش را بیرون از اردو به آتش بسوزان، زیرا قربانی گناه است. bible_en_fa And thou shalt take of the blood of the bullock, and put it upon the horns of the altar with thy finger, and pour all the blood beside the bottom of the altar. «و یک قوچ بگیر و هارون و پسران، دستهای خود را بر سر قوچ بگذارند. bible_en_fa And thou shalt take all the fat that covereth the inwards, and the caul that is above the liver, and the two kidneys, and the fat that is upon them, and burn them upon the altar. و قوچ راذبح کرده، خونش را بگیر و گرداگرد مذبح بپاش. bible_en_fa But the flesh of the bullock, and his skin, and his dung, shalt thou burn with fire without the camp: it is a sin offering. و قوچ را به قطعه هایش ببر، و احشا وپاچه هایش را بشوی، و آنها را بر قطعه‌ها و سرش بنه. bible_en_fa Thou shalt also take one ram; and Aaron and his sons shall put their hands upon the head of the ram. و تمام قوچ را بر مذبح بسوزان، زیرا برای خداوند قربانی سوختنی است، و عطر خوشبو، وقربانی آتشین برای خداوند است. bible_en_fa And thou shalt slay the ram, and thou shalt take his blood, and sprinkle it round about upon the altar. پس قوچ دوم را بگیر و هارون و پسرانش دستهای خود رابر سر قوچ بگذارند. bible_en_fa And thou shalt cut the ram in pieces, and wash the inwards of him, and his legs, and put them unto his pieces, and unto his head. و قوچ را ذبح کرده، ازخونش بگیر و به نرمه گوش راست هارون، و به نرمه گوش پسرانش، و به شست دست راست ایشان، و به شست پای راست ایشان، بگذار، وباقی خون را گرداگرد مذبح بپاش. bible_en_fa And thou shalt burn the whole ram upon the altar: it is a burnt offering unto the LORD: it is a sweet savour, an offering made by fire unto the LORD. و از خونی که بر مذبح است، و از روغن مسح گرفته، آن را برهارون و رخت وی و بر پسرانش و رخت پسرانش با وی بپاش، تا او و رختش و پسرانش ورخت پسرانش با وی تقدیس شوند. bible_en_fa And thou shalt take the other ram; and Aaron and his sons shall put their hands upon the head of the ram. پس پیه قوچ را، و دنبه و پیهی که احشا را می‌پوشاند، وسفیدی جگر، و دو گرده و پیهی که بر آنهاست، وساق راست را بگیر، زیرا که قوچ، قربانی تخصیص است. bible_en_fa Then shalt thou kill the ram, and take of his blood, and put it upon the tip of the right ear of Aaron, and upon the tip of the right ear of his sons, and upon the thumb of their right hand, and upon the great toe of their right foot, and sprinkle the blood upon the altar round about. و یک گرده نان و یک قرص نان روغنی، و یک رقیق از سبد نان فطیر را که به حضور خداوند است، bible_en_fa And thou shalt take of the blood that is upon the altar, and of the anointing oil, and sprinkle it upon Aaron, and upon his garments, and upon his sons, and upon the garments of his sons with him: and he shall be hallowed, and his garments, and his sons, and his sons' garments with him. و این همه را به‌دست هارون و به‌دست پسرانش بنه، و آنها را برای هدیه جنبانیدنی به حضور خداوند بجنبان. bible_en_fa Also thou shalt take of the ram the fat and the rump, and the fat that covereth the inwards, and the caul above the liver, and the two kidneys, and the fat that is upon them, and the right shoulder; for it is a ram of consecration: وآنها را از دست ایشان گرفته، برای قربانی سوختنی بر مذبح بسوزان، تا برای خداوند عطرخوشبو باشد، زیرا که این قربانی آتشین خداونداست. bible_en_fa And one loaf of bread, and one cake of oiled bread, and one wafer out of the basket of the unleavened bread that is before the LORD: و سینه قوچ قربانی تخصیص را که برای هارون است گرفته، آن را برای هدیه جنبانیدنی به حضور خداوند بجنبان. و آن حصه تو می‌باشد. bible_en_fa And thou shalt put all in the hands of Aaron, and in the hands of his sons; and shalt wave them for a wave offering before the LORD. و سینه جنبانیدنی و ساق رفیعه را که از قوچ قربانی تخصیص هارون و پسرانش جنبانیده، وبرداشته شد، تقدیس نمای. bible_en_fa And thou shalt receive them of their hands, and burn them upon the altar for a burnt offering, for a sweet savour before the LORD: it is an offering made by fire unto the LORD. و آن از آن هارون و پسرانش از جانب بنی‌اسرائیل به فریضه ابدی خواهد بود، زیرا که هدیه رفیعه است و هدیه رفیعه از جانب بنی‌اسرائیل از قربانی های سلامتی ایشان برای خداوند خواهد بود. bible_en_fa And thou shalt take the breast of the ram of Aaron's consecration, and wave it for a wave offering before the LORD: and it shall be thy part. ورخت مقدس هارون بعد از او، از آن پسرانش خواهد بود، تا در آنها مسح و تخصیص شوند. bible_en_fa And thou shalt sanctify the breast of the wave offering, and the shoulder of the heave offering, which is waved, and which is heaved up, of the ram of the consecration, even of that which is for Aaron, and of that which is for his sons: هفت روز، آن کاهن که جانشین او می‌باشد ازپسرانش و به خیمه اجتماع داخل شده، خدمت قدس را می‌کند، آنها را بپوشد. bible_en_fa And it shall be Aaron's and his sons' by a statute for ever from the children of Israel: for it is an heave offering: and it shall be an heave offering from the children of Israel of the sacrifice of their peace offerings, even their heave offering unto the LORD. و قوچ قربانی تخصیص را گرفته، گوشتش را در قدس آب پزکن. bible_en_fa And the holy garments of Aaron shall be his sons' after him, to be anointed therein, and to be consecrated in them. و هارون و پسرانش گوشت قوچ را با نانی که در سبد است، به در خیمه اجتماع بخورند. bible_en_fa And that son that is priest in his stead shall put them on seven days, when he cometh into the tabernacle of the congregation to minister in the holy place. و آنانی که برای تخصیص و تقدیس خود بدین چیزها کفاره کرده شدند، آنها را بخورند، لیکن شخص اجنبی نخورد زیرا که مقدس است. bible_en_fa And thou shalt take the ram of the consecration, and seethe his flesh in the holy place. و اگر چیزی از گوشت هدیه تخصیص و از نان، تاصبح باقی ماند، آن باقی را به آتش بسوزان، و آن را نخورند، زیرا که مقدس است. bible_en_fa And Aaron and his sons shall eat the flesh of the ram, and the bread that is in the basket, by the door of the tabernacle of the congregation. «همچنان به هارون و پسرانش عمل نما، موافق آنچه به تو امر فرموده‌ام، هفت روز ایشان را تخصیص نما. bible_en_fa And they shall eat those things wherewith the atonement was made, to consecrate and to sanctify them: but a stranger shall not eat thereof, because they are holy. و گوساله قربانی گناه را هرروز بجهت کفاره ذبح کن. bible_en_fa And if ought of the flesh of the consecrations, or of the bread, remain unto the morning, then thou shalt burn the remainder with fire: it shall not be eaten, because it is holy. و مذبح را طاهر سازبه کفاره‌ای که بر آن می‌کنی، و آن را مسح کن تامقدس شود. bible_en_fa And thus shalt thou do unto Aaron, and to his sons, according to all things which I have commanded thee: seven days shalt thou consecrate them. هفت روز برای مذبح کفاره کن، وآن را مقدس ساز، و مذبح، قدس اقداس خواهدبود. هر‌که مذبح را لمس کند، مقدس باشد. bible_en_fa And thou shalt offer every day a bullock for a sin offering for atonement: and thou shalt cleanse the altar, when thou hast made an atonement for it, and thou shalt anoint it, to sanctify it. واین است قربانی هایی که بر مذبح باید گذرانید: دوبره یکساله. هر روز پیوسته bible_en_fa Seven days thou shalt make an atonement for the altar, and sanctify it; and it shall be an altar most holy: whatsoever toucheth the altar shall be holy. یک بره را در صبح ذبح کن، و بره دیگر را در عصر ذبح نما. bible_en_fa Now this is that which thou shalt offer upon the altar; two lambs of the first year day by day continually. و ده‌یک از آرد نرم سرشته شده با یک ربع هین روغن کوبیده، و برای هدیه ریختنی، یک ربع هین شراب برای هر بره خواهد بود. bible_en_fa The one lamb thou shalt offer in the morning; and the other lamb thou shalt offer at even: و بره دیگر رادر عصر ذبح کن و برای آن موافق هدیه صبح وموافق هدیه ریختنی آن بگذران، تا عطر خوشبوو قربانی آتشین برای خداوند باشد. bible_en_fa And with the one lamb a tenth deal of flour mingled with the fourth part of an hin of beaten oil; and the fourth part of an hin of wine for a drink offering. این قربانی سوختنی دائمی، در نسلهای شما نزد دروازه خیمه اجتماع خواهد بود، به حضور خداوند، درجایی که با شما ملاقات می‌کنم تا آنجا به تو سخن گویم. bible_en_fa And the other lamb thou shalt offer at even, and shalt do thereto according to the meat offering of the morning, and according to the drink offering thereof, for a sweet savour, an offering made by fire unto the LORD. و در آنجا با بنی‌اسرائیل ملاقات می‌کنم، تا از جلال من مقدس شود. bible_en_fa This shall be a continual burnt offering throughout your generations at the door of the tabernacle of the congregation before the LORD: where I will meet you, to speak there unto thee. و خیمه اجتماع و مذبح را مقدس می‌کنم، و هارون وپسرانش را تقدیس می‌کنم تا برای من کهانت کنند.و در میان بنی‌اسرائیل ساکن شده، خدای ایشان می‌باشم. و خواهند دانست که من یهوه، خدای ایشان هستم، که ایشان را از زمین مصر بیرون آورده‌ام، تا در میان ایشان ساکن شوم. من یهوه خدای ایشان هستم. bible_en_fa And there I will meet with the children of Israel, and the tabernacle shall be sanctified by my glory. و در میان بنی‌اسرائیل ساکن شده، خدای ایشان می‌باشم. و خواهند دانست که من یهوه، خدای ایشان هستم، که ایشان را از زمین مصر بیرون آورده‌ام، تا در میان ایشان ساکن شوم. من یهوه خدای ایشان هستم. bible_en_fa And I will sanctify the tabernacle of the congregation, and the altar: I will sanctify also both Aaron and his sons, to minister to me in the priest's office. «و مذبحی برای سوزانیدن بخوربساز. آن را از چوب شطیم بساز. bible_en_fa And I will dwell among the children of Israel, and will be their God. طولش ذراعی باشد، و عرضش ذراعی، یعنی مربع باشد، و بلندی‌اش دو ذراع، و شاخهایش ازخودش باشد. bible_en_fa And they shall know that I am the LORD their God, that brought them forth out of the land of Egypt, that I may dwell among them: I am the LORD their God. و آن را به طلای خالص بپوشان. سطحش و جانبهایش به هر طرف و شاخهایش راو تاجی از طلا گرداگردش بساز. bible_en_fa And thou shalt make an altar to burn incense upon: of shittim wood shalt thou make it. و دو حلقه زرین برایش در زیر تاجش بساز، بر دو گوشه‌اش، بر هر دو طرفش، آنها را بساز. و آنها خانه‌ها باشدبرای عصاها، تا آن را بدانها بردارند. bible_en_fa A cubit shall be the length thereof, and a cubit the breadth thereof; foursquare shall it be: and two cubits shall be the height thereof: the horns thereof shall be of the same. و عصاها رااز چوب شطیم بساز و آنها را به طلا بپوشان. bible_en_fa And thou shalt overlay it with pure gold, the top thereof, and the sides thereof round about, and the horns thereof; and thou shalt make unto it a crown of gold round about. وآن را پیش حجابی که روبروی تابوت شهادت است، در مقابل کرسی رحمت که بر زبر شهادت است، در جایی که با تو ملاقات می‌کنم، بگذار. bible_en_fa And two golden rings shalt thou make to it under the crown of it, by the two corners thereof, upon the two sides of it shalt thou make it; and they shall be for places for the staves to bear it withal. و هر بامداد هارون بخور معطر بر روی آن بسوزاند، وقتی که چراغها را می‌آراید، آن رابسوزاند. bible_en_fa And thou shalt make the staves of shittim wood, and overlay them with gold. و در عصر چون هارون چراغها راروشن می‌کند، آن را بسوزاند تا بخور دائمی به حضور خداوند در نسلهای شما باشد. bible_en_fa And thou shalt put it before the vail that is by the ark of the testimony, before the mercy seat that is over the testimony, where I will meet with thee. هیچ بخور غریب و قربانی سوختنی و هدیه‌ای بر آن مگذرانید، و هدیه ریختنی بر آن مریزید. bible_en_fa And Aaron shall burn thereon sweet incense every morning: when he dresseth the lamps, he shall burn incense upon it. وهارون سالی یک مرتبه بر شاخهایش کفاره کند، به خون قربانی گناه که برای کفاره است، سالی یک مرتبه بر آن کفاره کند در نسلهای شما، زیرا که آن برای خداوند قدس اقداس است.» bible_en_fa And when Aaron lighteth the lamps at even, he shall burn incense upon it, a perpetual incense before the LORD throughout your generations. و خداوند به موسی خطاب کرده، گفت: bible_en_fa Ye shall offer no strange incense thereon, nor burnt sacrifice, nor meat offering; neither shall ye pour drink offering thereon. «وقتی که شماره بنی‌اسرائیل را برحسب شمرده شدگان ایشان می‌گیری، آنگاه هرکس فدیه جان خود را به خداوند دهد، هنگامی که ایشان را می‌شماری، مبادا در حین شمردن ایشان، وبایی در ایشان حادث شود. bible_en_fa And Aaron shall make an atonement upon the horns of it once in a year with the blood of the sin offering of atonements: once in the year shall he make atonement upon it throughout your generations: it is most holy unto the LORD. هر‌که به سوی شمرده شدگان می‌گذرد، این را بدهد، یعنی نیم مثقال موافق مثقال قدس، که یک مثقال بیست قیراط است، و این نیم مثقال هدیه خداوند است. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, هرکس از بیست ساله و بالاتر که به سوی شمرده شدگان بگذرد، هدیه خداوند را بدهد. bible_en_fa When thou takest the sum of the children of Israel after their number, then shall they give every man a ransom for his soul unto the LORD, when thou numberest them; that there be no plague among them, when thou numberest them. دولتمند از نیم مثقال زیاده ندهد، و فقیر کمترندهد، هنگامی که هدیه‌ای برای کفاره جانهای خود به خداوند می‌دهند. bible_en_fa This they shall give, every one that passeth among them that are numbered, half a shekel after the shekel of the sanctuary: (a shekel is twenty gerahs:) an half shekel shall be the offering of the LORD. و نقد کفاره را ازبنی‌اسرائیل گرفته، آن را برای خدمت خیمه اجتماع بده، تا برای بنی‌اسرائیل یادگاری به حضور خداوند باشد، و بجهت جانهای ایشان کفاره کند.» bible_en_fa Every one that passeth among them that are numbered, from twenty years old and above, shall give an offering unto the LORD. و خداوند به موسی خطاب کرده، گفت: bible_en_fa The rich shall not give more, and the poor shall not give less than half a shekel, when they give an offering unto the LORD, to make an atonement for your souls. «حوضی نیز برای شستن از برنج بساز، وپایه‌اش از برنج و آن را در میان خیمه اجتماع ومذبح بگذار، و آب در آن بریز. bible_en_fa And thou shalt take the atonement money of the children of Israel, and shalt appoint it for the service of the tabernacle of the congregation; that it may be a memorial unto the children of Israel before the LORD, to make an atonement for your souls. و هارون وپسرانش دست و پای خود را از آن بشویند. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, هنگامی که به خیمه اجتماع داخل شوند، به آب بشویند، مبادا بمیرند. و وقتی که برای خدمت کردن و سوزانیدن قربانی های آتشین بجهت خداوند به مذبح نزدیک آیند، bible_en_fa Thou shalt also make a laver of brass, and his foot also of brass, to wash withal: and thou shalt put it between the tabernacle of the congregation and the altar, and thou shalt put water therein. آنگاه دست و پای خود را بشویند، مبادا بمیرند. و این برای ایشان، یعنی برای او و ذریتش، نسلا بعدنسل فریضه ابدی باشد.» bible_en_fa For Aaron and his sons shall wash their hands and their feet thereat: و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa When they go into the tabernacle of the congregation, they shall wash with water, that they die not; or when they come near to the altar to minister, to burn offering made by fire unto the LORD: «و تو عطریات خاص بگیر، از مر چکیده پانصد مثقال، و از دارچینی معطر، نصف آن، دویست و پنجاه مثقال، و از قصب الذریره، دویست و پنجاه مثقال. bible_en_fa So they shall wash their hands and their feet, that they die not: and it shall be a statute for ever to them, even to him and to his seed throughout their generations. و از سلیخه پانصدمثقال موافق مثقال قدس، و از روغن زیتون یک هین. bible_en_fa Moreover the LORD spake unto Moses, saying, و از آنها روغن مسح مقدس را بساز، عطری که از صنعت عطار ساخته شود، تا روغن مسح مقدس باشد. bible_en_fa Take thou also unto thee principal spices, of pure myrrh five hundred shekels, and of sweet cinnamon half so much, even two hundred and fifty shekels, and of sweet calamus two hundred and fifty shekels, و خیمه اجتماع و تابوت شهادت را بدان مسح کن. bible_en_fa And of cassia five hundred shekels, after the shekel of the sanctuary, and of oil olive an hin: و خوان را با تمامی اسبابش، و چراغدان را با اسبابش، و مذبح بخوررا، bible_en_fa And thou shalt make it an oil of holy ointment, an ointment compound after the art of the apothecary: it shall be an holy anointing oil. و مذبح قربانی سوختنی را با همه اسبابش، و حوض را با پایه‌اش. bible_en_fa And thou shalt anoint the tabernacle of the congregation therewith, and the ark of the testimony, و آنها را تقدیس نما، تاقدس اقداس باشد. هر‌که آنها را لمس نمایدمقدس باشد. bible_en_fa And the table and all his vessels, and the candlestick and his vessels, and the altar of incense, و هارون و پسرانش را مسح نموده، ایشان را تقدیس نما، تا برای من کهانت کنند. bible_en_fa And the altar of burnt offering with all his vessels, and the laver and his foot. و بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، بگو: این است روغن مسح مقدس برای من در نسلهای شما. bible_en_fa And thou shalt sanctify them, that they may be most holy: whatsoever toucheth them shall be holy. و بر بدن انسان ریخته نشود، و مثل آن موافق ترکیبش مسازید، زیرا که مقدس است ونزد شما مقدس خواهد بود. bible_en_fa And thou shalt anoint Aaron and his sons, and consecrate them, that they may minister unto me in the priest's office. هر‌که مثل آن ترکیب نماید، و هر‌که چیزی از آن بر شخصی بیگانه بمالد، از قوم خود منقطع شود.» bible_en_fa And thou shalt speak unto the children of Israel, saying, This shall be an holy anointing oil unto me throughout your generations. و خداوند به موسی گفت: «عطریات بگیر، یعنی میعه و اظفار و قنه و از این عطریات با کندرصاف حصه‌ها مساوی باشد. bible_en_fa Upon man's flesh shall it not be poured, neither shall ye make any other like it, after the composition of it: it is holy, and it shall be holy unto you. و از اینها بخوربساز، عطری از صنعت عطار نمکین و مصفی و مقدس. bible_en_fa Whosoever compoundeth any like it, or whosoever putteth any of it upon a stranger, shall even be cut off from his people. و قدری از آن را نرم بکوب، و آن راپیش شهادت در خیمه اجتماع، جایی که با توملاقات می‌کنم بگذار، و نزد شما قدس اقداس باشد. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Take unto thee sweet spices, stacte, and onycha, and galbanum; these sweet spices with pure frankincense: of each shall there be a like weight: و موافق ترکیب این بخور که می‌سازی، دیگری برای خود مسازید؛ نزد توبرای خداوند مقدس باشد.هر‌که مثل آن رابرای بوییدن بسازد، از قوم خود منقطع شود.» bible_en_fa And thou shalt make it a perfume, a confection after the art of the apothecary, tempered together, pure and holy: هر‌که مثل آن رابرای بوییدن بسازد، از قوم خود منقطع شود.» bible_en_fa And thou shalt beat some of it very small, and put of it before the testimony in the tabernacle of the congregation, where I will meet with thee: it shall be unto you most holy. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And as for the perfume which thou shalt make, ye shall not make to yourselves according to the composition thereof: it shall be unto thee holy for the LORD. «آگاه باش بصلئیل بن اوری بن حور را از سبط یهودا به نام خوانده‌ام. bible_en_fa Whosoever shall make like unto that, to smell thereto, shall even be cut off from his people. و او را به روح خدا پر ساخته‌ام، و به حکمت و فهم ومعرفت و هر هنری، bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, برای اختراع مخترعات، تادر طلا و نقره و برنج کار کند. bible_en_fa See, I have called by name Bezaleel the son of Uri, the son of Hur, of the tribe of Judah: و برای تراشیدن سنگ و ترصیع آن و درودگری چوب، تا در هرصنعتی اشتغال نماید. bible_en_fa And I have filled him with the spirit of God, in wisdom, and in understanding, and in knowledge, and in all manner of workmanship, و اینک من، اهولیاب بن اخیسامک را از سبط دان، انباز او ساخته‌ام، و دردل همه دانادلان حکمت بخشیده‌ام، تا آنچه را به تو امر فرموده‌ام، بسازند. bible_en_fa To devise cunning works, to work in gold, and in silver, and in brass, خیمه اجتماع و تابوت شهادت و کرسی رحمت که بر آن است، و تمامی اسباب خیمه، bible_en_fa And in cutting of stones, to set them, and in carving of timber, to work in all manner of workmanship. و خوان و اسبابش و چراغدان طاهر و همه اسبابش و مذبح بخور، bible_en_fa And I, behold, I have given with him Aholiab, the son of Ahisamach, of the tribe of Dan: and in the hearts of all that are wise hearted I have put wisdom, that they may make all that I have commanded thee; و مذبح قربانی سوختنی و همه اسبابش، و حوض وپایه‌اش، bible_en_fa The tabernacle of the congregation, and the ark of the testimony, and the mercy seat that is thereupon, and all the furniture of the tabernacle, و لباس خدمت و لباس مقدس برای هارون کاهن، و لباس پسرانش بجهت کهانت، bible_en_fa And the table and his furniture, and the pure candlestick with all his furniture, and the altar of incense, و روغن و مسح و بخور معطر بجهت قدس، موافق آنچه به تو امر فرموده‌ام، بسازند.» bible_en_fa And the altar of burnt offering with all his furniture, and the laver and his foot, و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And the cloths of service, and the holy garments for Aaron the priest, and the garments of his sons, to minister in the priest's office, «و تو بنی‌اسرائیل را مخاطب ساخته، بگو: البته سبت های مرا نگاه دارید. زیرا که این در میان من وشما در نسلهای شما آیتی خواهد بود تا بدانید که من یهوه هستم که شما را تقدیس می‌کنم. bible_en_fa And the anointing oil, and sweet incense for the holy place: according to all that I have commanded thee shall they do. پس سبت را نگاه دارید، زیرا که برای شما مقدس است، هر‌که آن را بی‌حرمت کند، هرآینه کشته شود، و هر‌که در آن کار کند، آن شخص از میان قوم خود منقطع شود. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, شش روز کار کرده شود، و در روز هفتم سبت آرام و مقدس خداونداست. هر‌که در روز سبت کار کند، هرآینه کشته شود. bible_en_fa Speak thou also unto the children of Israel, saying, Verily my sabbaths ye shall keep: for it is a sign between me and you throughout your generations; that ye may know that I am the LORD that doth sanctify you. پس بنی‌اسرائیل سبت را نگاه بدارند، نسلا بعد نسل سبت را به عهد ابدی مرعی دارند. bible_en_fa Ye shall keep the sabbath therefore; for it is holy unto you: every one that defileth it shall surely be put to death: for whosoever doeth any work therein, that soul shall be cut off from among his people. این در میان من و بنی‌اسرائیل آیتی ابدی است، زیرا که در شش روز، خداوند آسمان و زمین راساخت و در روز هفتمین آرام فرموده، استراحت یافت.»و چون گفتگو را با موسی در کوه سینابپایان برد، دو لوح شهادت، یعنی دو لوح سنگ مرقوم به انگشت خدا را به وی داد. bible_en_fa Six days may work be done; but in the seventh is the sabbath of rest, holy to the LORD: whosoever doeth any work in the sabbath day, he shall surely be put to death. و چون گفتگو را با موسی در کوه سینابپایان برد، دو لوح شهادت، یعنی دو لوح سنگ مرقوم به انگشت خدا را به وی داد. bible_en_fa Wherefore the children of Israel shall keep the sabbath, to observe the sabbath throughout their generations, for a perpetual covenant. و چون قوم دیدند که موسی در فرودآمدن از کوه تاخیر نمود، قوم نزدهارون جمع شده، وی را گفتند: «برخیز و برای ماخدایان بساز که پیش روی ما بخرامند، زیرا این مرد، موسی، که ما را از زمین مصر بیرون آورد، نمی دانیم او را چه شده است.» bible_en_fa It is a sign between me and the children of Israel for ever: for in six days the LORD made heaven and earth, and on the seventh day he rested, and was refreshed. هارون بدیشان گفت: «گوشواره های طلا را که در گوش زنان و پسران و دختران شماست، بیرون کرده، نزد من بیاورید.» bible_en_fa And he gave unto Moses, when he had made an end of communing with him upon mount Sinai, two tables of testimony, tables of stone, written with the finger of God. پس تمامی گوشواره های زرین را که در گوشهای ایشان بودبیرون کرده، نزد هارون آوردند. bible_en_fa And when the people saw that Moses delayed to come down out of the mount, the people gathered themselves together unto Aaron, and said unto him, Up, make us gods, which shall go before us; for as for this Moses, the man that brought us up out of the land of Egypt, we wot not what is become of him. و آنها را ازدست ایشان گرفته، آن را با قلم نقش کرد، و از آن گوساله ریخته شده ساخت، و ایشان گفتند: «ای اسرائیل این خدایان تو می‌باشند، که تو را از زمین مصر بیرون آوردند.» bible_en_fa And Aaron said unto them, Break off the golden earrings, which are in the ears of your wives, of your sons, and of your daughters, and bring them unto me. و چون هارون این را بدید، مذبحی پیش آن بنا کرد و هارون ندا درداده، گفت: «فردا عید یهوه می‌باشد.» bible_en_fa And all the people brake off the golden earrings which were in their ears, and brought them unto Aaron. و بامدادان برخاسته، قربانی های سوختنی گذرانیدند، و هدایای سلامتی آوردند، و قوم برای خوردن و نوشیدن نشستند، و بجهت لعب برپا شدند. bible_en_fa And he received them at their hand, and fashioned it with a graving tool, after he had made it a molten calf: and they said, These be thy gods, O Israel, which brought thee up out of the land of Egypt. و خداوند به موسی گفت: «روانه شده، بزیر برو، زیرا که این قوم تو که از زمین مصر بیرون آورده‌ای، فاسدشده‌اند. bible_en_fa And when Aaron saw it, he built an altar before it; and Aaron made proclamation, and said, To morrow is a feast to the LORD. و به زودی از آن طریقی که بدیشان امرفرموده‌ام، انحراف ورزیده، گوساله ریخته شده برای خویشتن ساخته‌اند، و نزد آن سجده کرده، وقربانی گذرانیده، می‌گویند که‌ای اسرائیل این خدایان تو می‌باشند که تو را از زمین مصر بیرون آورده‌اند.» bible_en_fa And they rose up early on the morrow, and offered burnt offerings, and brought peace offerings; and the people sat down to eat and to drink, and rose up to play. و خداوند به موسی گفت: «این قوم را دیده‌ام و اینک قوم گردنکش می‌باشند. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Go, get thee down; for thy people, which thou broughtest out of the land of Egypt, have corrupted themselves: واکنون مرا بگذار تا خشم من بر ایشان مشتعل شده، ایشان را هلاک کنم و تو را قوم عظیم خواهم ساخت.» bible_en_fa They have turned aside quickly out of the way which I commanded them: they have made them a molten calf, and have worshipped it, and have sacrificed thereunto, and said, These be thy gods, O Israel, which have brought thee up out of the land of Egypt. پس موسی نزد یهوه، خدای خود تضرع کرده، گفت: «ای خداوند چرا خشم تو بر قوم خود که با قوت عظیم و دست زورآور اززمین مصر بیرون آورده‌ای، مشتعل شده است؟ bible_en_fa And the LORD said unto Moses, I have seen this people, and, behold, it is a stiffnecked people: چرا مصریان این سخن گویند که ایشان را برای بدی بیرون آورد، تا ایشان را در کوهها بکشد، و ازروی زمین تلف کند؟ پس از شدت خشم خودبرگرد، و از این قصد بدی قوم خویش رجوع فرما. bible_en_fa Now therefore let me alone, that my wrath may wax hot against them, and that I may consume them: and I will make of thee a great nation. بندگان خود ابراهیم و اسحاق و اسرائیل را بیادآور، که برای ایشان به ذات خود قسم خورده، بدیشان گفتی که ذریت شما را مثل ستارگان آسمان کثیر گردانم، و تمامی این زمین را که درباره آن سخن گفته‌ام به ذریت شما بخشم، تا آن را متصرف شوند تا ابدالاباد.» bible_en_fa And Moses besought the LORD his God, and said, LORD, why doth thy wrath wax hot against thy people, which thou hast brought forth out of the land of Egypt with great power, and with a mighty hand? پس خداوند ازآن بدی که گفته بود که به قوم خود برساند، رجوع فرمود. bible_en_fa Wherefore should the Egyptians speak, and say, For mischief did he bring them out, to slay them in the mountains, and to consume them from the face of the earth? Turn from thy fierce wrath, and repent of this evil against thy people. آنگاه موسی برگشته، از کوه به زیر آمد، ودو لوح شهادت به‌دست وی بود، و لوحها به هردو طرف نوشته بود، بدین طرف و بدان طرف مرقوم بود. bible_en_fa Remember Abraham, Isaac, and Israel, thy servants, to whom thou swarest by thine own self, and saidst unto them, I will multiply your seed as the stars of heaven, and all this land that I have spoken of will I give unto your seed, and they shall inherit it for ever. و لوح‌ها صنعت خدا بود، و نوشته، نوشته خدا بود، منقوش بر لوح‌ها. bible_en_fa And the LORD repented of the evil which he thought to do unto his people. و چون یوشع آواز قوم را که می‌خروشیدند شنید، به موسی گفت: «در اردو صدای جنگ است.» bible_en_fa And Moses turned, and went down from the mount, and the two tables of the testimony were in his hand: the tables were written on both their sides; on the one side and on the other were they written. گفت: «صدای خروش ظفر نیست، و صدای خروش شکست نیست، بلکه آواز مغنیان را من می‌شنوم.» bible_en_fa And the tables were the work of God, and the writing was the writing of God, graven upon the tables. و واقع شد که چون نزدیک به اردو رسید، وگوساله و رقص کنندگان را دید، خشم موسی مشتعل شد، و لوحها را از دست خود افکنده، آنها را زیر کوه شکست. bible_en_fa And when Joshua heard the noise of the people as they shouted, he said unto Moses, There is a noise of war in the camp. و گوساله‌ای را که ساخته بودند گرفته، به آتش سوزانید، و آن راخرد کرده، نرم ساخت، و بر روی آب پاشیده، بنی‌اسرائیل را نوشانید. bible_en_fa And he said, It is not the voice of them that shout for mastery, neither is it the voice of them that cry for being overcome: but the noise of them that sing do I hear. و موسی به هارون گفت: «این قوم به تو چه کرده بودند که گناه عظیمی بر ایشان آوردی؟» bible_en_fa And it came to pass, as soon as he came nigh unto the camp, that he saw the calf, and the dancing: and Moses' anger waxed hot, and he cast the tables out of his hands, and brake them beneath the mount. هارون گفت: «خشم آقایم افروخته نشود، تو این قوم رامی شناسی که مایل به بدی می‌باشند. bible_en_fa And he took the calf which they had made, and burnt it in the fire, and ground it to powder, and strawed it upon the water, and made the children of Israel drink of it. و به من گفتند، برای ما خدایان بساز که پیش روی مابخرامند، زیرا که این مرد، موسی، که ما را از زمین مصر بیرون آورده است، نمی دانیم او را چه شده. bible_en_fa And Moses said unto Aaron, What did this people unto thee, that thou hast brought so great a sin upon them? بدیشان گفتم هر‌که را طلا باشد آن را بیرون کند، پس به من دادند، و آن را در آتش انداختم واین گوساله بیرون آمد.» bible_en_fa And Aaron said, Let not the anger of my lord wax hot: thou knowest the people, that they are set on mischief. و چون موسی قوم رادید که بی‌لگام شده‌اند، زیرا که هارون ایشان رابرای رسوایی ایشان در میان دشمنان ایشان بی‌لگام ساخته بود، bible_en_fa For they said unto me, Make us gods, which shall go before us: for as for this Moses, the man that brought us up out of the land of Egypt, we wot not what is become of him. آنگاه موسی به دروازه اردو ایستاده، گفت: «هر‌که به طرف خداوندباشد، نزد من آید.» پس جمیع بنی لاوی نزد وی جمع شدند. bible_en_fa And I said unto them, Whosoever hath any gold, let them break it off. So they gave it me: then I cast it into the fire, and there came out this calf. او بدیشان گفت: «یهوه، خدای اسرائیل، چنین می‌گوید: هر کس شمشیر خود رابر ران خویش بگذارد، و از دروازه تا دروازه اردوآمد و رفت کند، و هر کس برادر خود و دوست خویش و همسایه خود را بکشد.» bible_en_fa And when Moses saw that the people were naked; (for Aaron had made them naked unto their shame among their enemies:) و بنی لاوی موافق سخن موسی کردند. و در آن روز قریب سه هزار نفر از قوم افتادند. bible_en_fa Then Moses stood in the gate of the camp, and said, Who is on the LORD's side? let him come unto me. And all the sons of Levi gathered themselves together unto him. و موسی گفت: «امروزخویشتن را برای خداوند تخصیص نمایید. حتی هر کس به پسر خود و به برادر خویش، تا امروزشما را برکت دهد.» bible_en_fa And he said unto them, Thus saith the LORD God of Israel, Put every man his sword by his side, and go in and out from gate to gate throughout the camp, and slay every man his brother, and every man his companion, and every man his neighbour. و بامدادان واقع شد که موسی به قوم گفت: «شما گناهی عظیم کرده‌اید. اکنون نزد خداوندبالا می‌روم، شاید گناه شما را کفاره کنم.» bible_en_fa And the children of Levi did according to the word of Moses: and there fell of the people that day about three thousand men. پس موسی به حضور خداوند برگشت و گفت: «آه، این قوم گناهی عظیم کرده، و خدایان طلا برای خویشتن ساخته‌اند. bible_en_fa For Moses had said, Consecrate yourselves to day to the LORD, even every man upon his son, and upon his brother; that he may bestow upon you a blessing this day. الان هرگاه گناه ایشان رامی آمرزی و اگرنه مرا از دفترت که نوشته‌ای، محو ساز.» bible_en_fa And it came to pass on the morrow, that Moses said unto the people, Ye have sinned a great sin: and now I will go up unto the LORD; peradventure I shall make an atonement for your sin. خداوند به موسی گفت: «هر‌که گناه کرده است، او را از دفتر خود محو سازم. bible_en_fa And Moses returned unto the LORD, and said, Oh, this people have sinned a great sin, and have made them gods of gold. واکنون برو و این قوم را بدانجایی که به تو گفته‌ام، راهنمایی کن. اینک فرشته من پیش روی توخواهد خرامید، لیکن در یوم تفقد من، گناه ایشان را از ایشان بازخواست خواهم کرد.»وخداوند قوم را مبتلا ساخت زیرا گوساله‌ای را که هارون ساخته بود، ساخته بودند. bible_en_fa Yet now, if thou wilt forgive their sin--; and if not, blot me, I pray thee, out of thy book which thou hast written. وخداوند قوم را مبتلا ساخت زیرا گوساله‌ای را که هارون ساخته بود، ساخته بودند. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Whosoever hath sinned against me, him will I blot out of my book. و خداوند به موسی گفت: «روانه شده، از اینجا کوچ کن، تو و این قوم که اززمین مصر برآورده‌ای، بدان زمینی که برای ابراهیم، اسحاق و یعقوب قسم خورده، گفته‌ام آن را به ذریت تو عطا خواهم کرد. bible_en_fa Therefore now go, lead the people unto the place of which I have spoken unto thee: behold, mine Angel shall go before thee: nevertheless in the day when I visit I will visit their sin upon them. و فرشته‌ای پیش روی تو می‌فرستم، و کنعانیان و اموریان و حتیان و فرزیان و حویان و یبوسیان را بیرون خواهم کرد. bible_en_fa And the LORD plagued the people, because they made the calf, which Aaron made. به زمینی که به شیر و شهد جاری است، زیرا که در میان شما نمی آیم، چونکه قوم گردن کش هستی، مبادا تو را در بین راه هلاک سازم.» bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Depart, and go up hence, thou and the people which thou hast brought up out of the land of Egypt, unto the land which I sware unto Abraham, to Isaac, and to Jacob, saying, Unto thy seed will I give it: وچون قوم این سخنان بد را شنیدند، ماتم گرفتند، و هیچکس زیور خود را برخود ننهاد. bible_en_fa And I will send an angel before thee; and I will drive out the Canaanite, the Amorite, and the Hittite, and the Perizzite, the Hivite, and the Jebusite: وخداوند به موسی گفت: «بنی‌اسرائیل را بگو: شماقوم گردن کش هستید؛ اگر لحظه‌ای در میان توآیم، همانا تو را هلاک سازم. پس اکنون زیورخود را از خود بیرون کن تا بدانم با تو چه کنم.» bible_en_fa Unto a land flowing with milk and honey: for I will not go up in the midst of thee; for thou art a stiffnecked people: lest I consume thee in the way. پس بنی‌اسرائیل زیورهای خود را از جبل حوریب از خود بیرون کردند. bible_en_fa And when the people heard these evil tidings, they mourned: and no man did put on him his ornaments. و موسی خیمه خود را برداشته، آن را بیرون لشکرگاه، دور از اردو زد، و آن را «خیمه اجتماع» نامید. و واقع شد که هر‌که طالب یهوه می‌بود، به خیمه اجتماع که خارج لشکرگاه بود، بیرون می‌رفت. bible_en_fa For the LORD had said unto Moses, Say unto the children of Israel, Ye are a stiffnecked people: I will come up into the midst of thee in a moment, and consume thee: therefore now put off thy ornaments from thee, that I may know what to do unto thee. و هنگامی که موسی به سوی خیمه بیرون می‌رفت، تمامی قوم برخاسته، هر یکی به در خیمه خود می‌ایستاد، و در عقب موسی می‌نگریست تا داخل خیمه می‌شد. bible_en_fa And the children of Israel stripped themselves of their ornaments by the mount Horeb. و چون موسی به خیمه داخل می‌شد، ستون ابر نازل شده، به در خیمه می‌ایستاد، و خدا با موسی سخن می‌گفت. bible_en_fa And Moses took the tabernacle, and pitched it without the camp, afar off from the camp, and called it the Tabernacle of the congregation. And it came to pass, that every one which sought the LORD went out unto the tabernacle of the congregation, which was without the camp. و چون تمامی قوم، ستون ابر رابر در خیمه ایستاده می‌دیدند، همه قوم برخاسته، هر کس به در خیمه خود سجده می‌کرد. bible_en_fa And it came to pass, when Moses went out unto the tabernacle, that all the people rose up, and stood every man at his tent door, and looked after Moses, until he was gone into the tabernacle. وخداوند با موسی روبرو سخن می‌گفت، مثل شخصی که با دوست خود سخن گوید. پس به اردو بر می‌گشت. اما خادم او یوشع بن نون جوان، از میان خیمه بیرون نمی آمد. bible_en_fa And it came to pass, as Moses entered into the tabernacle, the cloudy pillar descended, and stood at the door of the tabernacle, and the LORD talked with Moses. و موسی به خداوند گفت: «اینک تو به من می‌گویی: این قوم را ببر. و تو مرا خبر نمی دهی که همراه من که را می‌فرستی. و تو گفته‌ای، تو را به نام می‌شناسم، و ایض در حضور من فیض یافته‌ای. bible_en_fa And all the people saw the cloudy pillar stand at the tabernacle door: and all the people rose up and worshipped, every man in his tent door. الان اگر فی الحقیقه منظور نظر توشده‌ام، طریق خود را به من بیاموز تا تو رابشناسم، و در حضور تو فیض یابم، و ملاحظه بفرما که این طایفه، قوم تو می‌باشند.» bible_en_fa And the LORD spake unto Moses face to face, as a man speaketh unto his friend. And he turned again into the camp: but his servant Joshua, the son of Nun, a young man, departed not out of the tabernacle. گفت: «روی من خواهد آمد و تو را آرامی خواهم بخشید.» bible_en_fa And Moses said unto the LORD, See, thou sayest unto me, Bring up this people: and thou hast not let me know whom thou wilt send with me. Yet thou hast said, I know thee by name, and thou hast also found grace in my sight. به وی عرض کرد: «هر گاه روی تونیاید، ما را از اینجا مبر. bible_en_fa Now therefore, I pray thee, if I have found grace in thy sight, shew me now thy way, that I may know thee, that I may find grace in thy sight: and consider that this nation is thy people. زیرا به چه چیز معلوم می‌شود که من و قوم تو منظور نظر تو شده‌ایم، آیانه از آمدن تو با ما؟ پس من و قوم تو از جمیع قومهایی که بر روی زمینند، ممتاز خواهیم شد.» bible_en_fa And he said, My presence shall go with thee, and I will give thee rest. خداوند به موسی گفت: «این کار را نیز که گفته‌ای خواهم کرد، زیرا که در نظر من فیض یافته‌ای و تو را بنام می‌شناسم.» bible_en_fa And he said unto him, If thy presence go not with me, carry us not up hence. عرض کرد: «مستدعی آنکه جلال خود را به من بنمایی.» bible_en_fa For wherein shall it be known here that I and thy people have found grace in thy sight? is it not in that thou goest with us? so shall we be separated, I and thy people, from all the people that are upon the face of the earth. گفت: «من تمامی احسان خود را پیش روی تومی گذرانم و نام یهوه را پیش روی تو ندا می‌کنم، و رافت می‌کنم بر هر‌که رئوف هستم و رحمت خواهم کرد بر هر‌که رحیم هستم. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, I will do this thing also that thou hast spoken: for thou hast found grace in my sight, and I know thee by name. و گفت روی مرا نمی توانی دید، زیرا انسان نمی تواند مرا ببیندو زنده بماند.» bible_en_fa And he said, I beseech thee, shew me thy glory. و خداوند گفت: «اینک مقامی نزد من است. پس بر صخره بایست. bible_en_fa And he said, I will make all my goodness pass before thee, and I will proclaim the name of the LORD before thee; and will be gracious to whom I will be gracious, and will shew mercy on whom I will shew mercy. و واقع می‌شود که چون جلال من می‌گذرد، تو را درشکاف صخره می‌گذارم، و تو را به‌دست خودخواهم پوشانید تا عبور کنم.پس دست خودرا خواهم برداشت تا قفای مرا ببینی، اما روی من دیده نمی شود.» bible_en_fa And he said, Thou canst not see my face: for there shall no man see me, and live. پس دست خودرا خواهم برداشت تا قفای مرا ببینی، اما روی من دیده نمی شود.» bible_en_fa And the LORD said, Behold, there is a place by me, and thou shalt stand upon a rock: و خداوند به موسی گفت: «دو لوح سنگی مثل اولین برای خود بتراش، وسخنانی را که بر لوح های اول بود و شکستی براین لوح‌ها خواهم نوشت. bible_en_fa And it shall come to pass, while my glory passeth by, that I will put thee in a clift of the rock, and will cover thee with my hand while I pass by: و بامدادان حاضر شوو صبحگاهان به کوه سینا بالا بیا، و در آنجا نزد من بر قله کوه بایست. bible_en_fa And I will take away mine hand, and thou shalt see my back parts: but my face shall not be seen. و هیچکس با تو بالا نیاید، وهیچکس نیز در تمامی کوه دیده نشود، و گله ورمه نیز به طرف این کوه چرا نکند.» bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Hew thee two tables of stone like unto the first: and I will write upon these tables the words that were in the first tables, which thou brakest. پس موسی دو لوح سنگی مثل اولین تراشید و بامدادان برخاسته، به کوه سینا بالا آمد، چنانکه خداوند اورا امر فرموده بود، و دو لوح سنگی را به‌دست خود برداشت. bible_en_fa And be ready in the morning, and come up in the morning unto mount Sinai, and present thyself there to me in the top of the mount. و خداوند در ابر نازل شده، درآنجا با وی بایستاد، و به نام خداوند ندا درداد. bible_en_fa And no man shall come up with thee, neither let any man be seen throughout all the mount; neither let the flocks nor herds feed before that mount. وخداوند پیش روی وی عبور کرده، ندا درداد که «یهوه، یهوه، خدای رحیم و رئوف و دیرخشم وکثیر احسان و وفا، bible_en_fa And he hewed two tables of stone like unto the first; and Moses rose up early in the morning, and went up unto mount Sinai, as the LORD had commanded him, and took in his hand the two tables of stone. نگاه دارنده رحمت برای هزاران، و آمرزنده خطا و عصیان و گناه، لکن گناه را هرگز بی‌سزا نخواهد گذاشت، بلکه خطایای پدران را بر پسران و پسران پسران ایشان تا پشت سوم و چهارم خواهد گرفت.» bible_en_fa And the LORD descended in the cloud, and stood with him there, and proclaimed the name of the LORD. و موسی به زودی رو به زمین نهاده، سجده کرد. bible_en_fa And the LORD passed by before him, and proclaimed, The LORD, The LORD God, merciful and gracious, longsuffering, and abundant in goodness and truth, و گفت: «ای خداوند اگر فی الحقیقه منظور نظر تو شده‌ام، مستدعی آنکه خداوند در میان ما بیاید، زیرا که این قوم گردنکش می‌باشند، پس خطا و گناه ما رابیامرز و ما را میراث خود بساز.» bible_en_fa Keeping mercy for thousands, forgiving iniquity and transgression and sin, and that will by no means clear the guilty; visiting the iniquity of the fathers upon the children, and upon the children's children, unto the third and to the fourth generation. گفت: «اینک عهدی می‌بندم و در نظرتمامی قوم تو کارهای عجیب می‌کنم، که درتمامی جهان و در جمیع امتها کرده نشده باشد، وتمامی این قومی که تو در میان ایشان هستی، کارخداوند را خواهند دید، زیراکه این کاری که با توخواهم کرد، کاری هولناک است. bible_en_fa And Moses made haste, and bowed his head toward the earth, and worshipped. آنچه را من امروز به تو امر می‌فرمایم، نگاه دار. اینک من ازپیش روی تو اموریان و کنعانیان و حتیان و فرزیان و حویان و یبوسیان را خواهم راند. bible_en_fa And he said, If now I have found grace in thy sight, O Lord, let my Lord, I pray thee, go among us; for it is a stiffnecked people; and pardon our iniquity and our sin, and take us for thine inheritance. با حذرباش که با ساکنان آن زمین که تو بدانجا می‌روی، عهد نبندی، مبادا در میان شما دامی باشد. bible_en_fa And he said, Behold, I make a covenant: before all thy people I will do marvels, such as have not been done in all the earth, nor in any nation: and all the people among which thou art shall see the work of the LORD: for it is a terrible thing that I will do with thee. بلکه مذبحهای ایشان را منهدم سازید، و بتهای ایشان را بشکنید و اشیریم ایشان را قطع نمایید. bible_en_fa Observe thou that which I command thee this day: behold, I drive out before thee the Amorite, and the Canaanite, and the Hittite, and the Perizzite, and the Hivite, and the Jebusite. زنهارخدای غیر را عبادت منما، زیرا یهوه که نام اوغیور است، خدای غیور است. bible_en_fa Take heed to thyself, lest thou make a covenant with the inhabitants of the land whither thou goest, lest it be for a snare in the midst of thee: زنهار با ساکنان آن زمین عهد مبند، والا از عقب خدایان ایشان زنا می کنند، و نزد خدایان ایشان قربانی می‌گذرانند، و تو را دعوت می‌نمایند و از قربانی های ایشان می‌خوری. bible_en_fa But ye shall destroy their altars, break their images, and cut down their groves: و از دختران ایشان برای پسران خود می‌گیری، و چون دختران ایشان از عقب خدایان خود زنا کنند، آنگاه پسران شما را درپیروی خدایان خود مرتکب زنا خواهند نمود. bible_en_fa For thou shalt worship no other god: for the LORD, whose name is Jealous, is a jealous God: خدایان ریخته شده برای خویشتن مساز. bible_en_fa Lest thou make a covenant with the inhabitants of the land, and they go a whoring after their gods , and do sacrifice unto their gods, and one call thee, and thou eat of his sacrifice; عید فطیر را نگاه دار، و هفت روز نان فطیرچنانکه تو را امر فرمودم، در وقت معین در ماه ابیب بخور، زیراکه در ماه ابیب از مصر بیرون آمدی. bible_en_fa And thou take of their daughters unto thy sons, and their daughters go a whoring after their gods, and make thy sons go a whoring after their gods. هر‌که رحم را گشاید، از آن من است وهر‌که نخست زاده ذکور از مواشی تو، چه از گاوچه از گوسفند، bible_en_fa Thou shalt make thee no molten gods. و برای نخست زاده الاغ، بره‌ای فدیه بده، و اگر فدیه ندهی، گردنش را بشکن و هرنخست زاده‌ای از پسرانت را فدیه بده. و هیچکس به حضور من تهی‌دست حاضر نشود. bible_en_fa The feast of unleavened bread shalt thou keep. Seven days thou shalt eat unleavened bread, as I commanded thee, in the time of the month Abib: for in the month Abib thou camest out from Egypt. شش روز مشغول باش، و روز هفتمین، سبت را نگاه دار. در وقت شیار و در حصاد، سبت را نگاه دار. bible_en_fa All that openeth the matrix is mine; and every firstling among thy cattle, whether ox or sheep, that is male. و عید هفته‌ها را نگاه دار، یعنی عید نوبر حصادگندم و عید جمع در تحویل سال. bible_en_fa But the firstling of an ass thou shalt redeem with a lamb: and if thou redeem him not, then shalt thou break his neck. All the firstborn of thy sons thou shalt redeem. And none shall appear before me empty. سالی سه مرتبه همه ذکورانت به حضور خداوند یهوه، خدای اسرائیل، حاضر شوند. bible_en_fa Six days thou shalt work, but on the seventh day thou shalt rest: in earing time and in harvest thou shalt rest. زیرا که امتها رااز پیش روی تو خواهم راند، و حدود تو را وسیع خواهم گردانید، و هنگامی که در هر سال سه مرتبه می‌آیی تا به حضور یهوه، خدای خودحاضر شوی، هیچکس زمین تو را طمع نخواهدکرد. bible_en_fa And thou shalt observe the feast of weeks, of the firstfruits of wheat harvest, and the feast of ingathering at the year's end. خون قربانی مرا با خمیرمایه مگذران، و قربانی عید فصح تا صبح نماند. bible_en_fa Thrice in the year shall all your men children appear before the Lord GOD, the God of Israel. نخستین نوبرزمین خود را به خانه یهوه، خدای خود، بیاور. وبزغاله را در شیر مادرش مپز.» bible_en_fa For I will cast out the nations before thee, and enlarge thy borders: neither shall any man desire thy land, when thou shalt go up to appear before the LORD thy God thrice in the year. و خداوند به موسی گفت: «این سخنان را تو بنویس، زیرا که به حسب این سخنان، عهد با تو و با اسرائیل بسته‌ام.» bible_en_fa Thou shalt not offer the blood of my sacrifice with leaven; neither shall the sacrifice of the feast of the passover be left unto the morning. و چهل روز و چهل شب آنجا نزدخداوند بوده، نان نخورد و آب ننوشید و اوسخنان عهد، یعنی ده کلام را بر لوحها نوشت. bible_en_fa The first of the firstfruits of thy land thou shalt bring unto the house of the LORD thy God. Thou shalt not seethe a kid in his mother's milk. و چون موسی از کوه سینا بزیر می‌آمد، ودو لوح سنگی در دست موسی بود، هنگامی که ازکوه بزیر می‌آمد، واقع شد که موسی ندانست که به‌سبب گفتگوی با او پوست چهره وی می‌درخشید. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Write thou these words: for after the tenor of these words I have made a covenant with thee and with Israel. اما هارون و جمیع بنی‌اسرائیل موسی را دیدند که اینک پوست چهره اومی درخشد. پس ترسیدند که نزدیک او بیایند. bible_en_fa And he was there with the LORD forty days and forty nights; he did neither eat bread, nor drink water. And he wrote upon the tables the words of the covenant, the ten commandments. و موسی ایشان را خواند، و هارون و همه سرداران جماعت نزد او برگشتند، و موسی بدیشان سخن گفت. bible_en_fa And it came to pass, when Moses came down from mount Sinai with the two tables of testimony in Moses' hand, when he came down from the mount, that Moses wist not that the skin of his face shone while he talked with him. و بعد از آن همه بنی‌اسرائیل نزدیک آمدند، و آنچه خداوند درکوه سینا بدو گفته بود، بدیشان امر فرمود. bible_en_fa And when Aaron and all the children of Israel saw Moses, behold, the skin of his face shone; and they were afraid to come nigh him. وچون موسی از سخن‌گفتن با ایشان فارغ شد، نقابی بر روی خود کشید. bible_en_fa And Moses called unto them; and Aaron and all the rulers of the congregation returned unto him: and Moses talked with them. و چون موسی به حضورخداوند داخل می‌شد که با وی گفتگو کند، نقاب را برمی داشت تا بیرون آمدن او. پس بیرون آمده، آنچه به وی امر شده بود، به بنی‌اسرائیل می‌گفت.و بنی‌اسرائیل روی موسی را می‌دیدند که پوست چهره او می‌درخشد. پس موسی نقاب را به روی خود باز می‌کشید، تا وقتی که برای گفتگوی او می‌رفت. bible_en_fa And afterward all the children of Israel came nigh: and he gave them in commandment all that the LORD had spoken with him in mount Sinai. و بنی‌اسرائیل روی موسی را می‌دیدند که پوست چهره او می‌درخشد. پس موسی نقاب را به روی خود باز می‌کشید، تا وقتی که برای گفتگوی او می‌رفت. bible_en_fa And till Moses had done speaking with them, he put a vail on his face. و موسی تمام جماعت بنی‌اسرائیل را جمع کرده، بدیشان گفت: «این است سخنانی که خداوند امر فرموده است که آنها رابکنی: bible_en_fa But when Moses went in before the LORD to speak with him, he took the vail off, until he came out. And he came out, and spake unto the children of Israel that which he was commanded. شش روز کار کرده شود، و در روزهفتمین، سبت آرامی مقدس خداوند برای شماست؛ هر‌که در آن کاری کند، کشته شود. bible_en_fa And the children of Israel saw the face of Moses, that the skin of Moses' face shone: and Moses put the vail upon his face again, until he went in to speak with him. درروز سبت آتش در همه مسکنهای خودمیفروزید.» bible_en_fa And Moses gathered all the congregation of the children of Israel together, and said unto them, These are the words which the LORD hath commanded, that ye should do them. و موسی تمامی جماعت بنی‌اسرائیل راخطاب کرده، گفت: «این است امری که خداوندفرموده، و گفته است: bible_en_fa Six days shall work be done, but on the seventh day there shall be to you an holy day, a sabbath of rest to the LORD: whosoever doeth work therein shall be put to death. از خودتان هدیه‌ای برای خداوند بگیرید. هر‌که از دل راغب است، هدیه خداوند را از طلا و نقره و برنج بیاورد، bible_en_fa Ye shall kindle no fire throughout your habitations upon the sabbath day. و ازلاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک و پشم بز، bible_en_fa And Moses spake unto all the congregation of the children of Israel, saying, This is the thing which the LORD commanded, saying, و پوست قوچ سرخ شده و پوست خز و چوب شطیم، bible_en_fa Take ye from among you an offering unto the LORD: whosoever is of a willing heart, let him bring it, an offering of the LORD; gold, and silver, and brass, و روغن برای روشنایی، و عطریات برای روغن مسح و برای بخور معطر، bible_en_fa And blue, and purple, and scarlet, and fine linen, and goats' hair, وسنگهای جزع و سنگهای ترصیع برای ایفود وسینه بند.» bible_en_fa And rams' skins dyed red, and badgers' skins, and shittim wood, و همه دانادلان از شما بیایند و آنچه را خداوند امر فرموده است، بسازند. bible_en_fa And oil for the light, and spices for anointing oil, and for the sweet incense, مسکن وخیمه‌اش و پوشش آن و تکمه هایش وتخته هایش و پشت بندهایش و ستونهایش وپایه هایش، bible_en_fa And onyx stones, and stones to be set for the ephod, and for the breastplate. و تابوت و عصاهایش و کرسی رحمت و حجاب ستر، bible_en_fa And every wise hearted among you shall come, and make all that the LORD hath commanded; و خوان و عصاهایش و کل اسبابش و نان تقدمه، bible_en_fa The tabernacle, his tent, and his covering, his taches, and his boards, his bars, his pillars, and his sockets, و چراغدان برای روشنایی و اسبابش و چراغهایش و روغن برای روشنایی، bible_en_fa The ark, and the staves thereof, with the mercy seat, and the vail of the covering, و مذبح بخور و عصاهایش و روغن مسح و بخور معطر، و پرده دروازه برای درگاه مسکن، bible_en_fa The table, and his staves, and all his vessels, and the shewbread, و مذبح قربانی سوختنی و شبکه برنجین آن، و عصاهایش و کل اسبابش و حوض و پایه‌اش، bible_en_fa The candlestick also for the light, and his furniture, and his lamps, with the oil for the light, و پرده های صحن و ستونهایش وپایه های آنها و پرده دروازه صحن، bible_en_fa And the incense altar, and his staves, and the anointing oil, and the sweet incense, and the hanging for the door at the entering in of the tabernacle, و میخهای مسکن و میخهای صحن و طنابهای آنها، bible_en_fa The altar of burnt offering, with his brasen grate, his staves, and all his vessels, the laver and his foot, ورختهای بافته شده برای خدمت قدس، یعنی رخت مقدس هارون کاهن، و رختهای پسرانش راتا کهانت نمایند.» bible_en_fa The hangings of the court, his pillars, and their sockets, and the hanging for the door of the court, پس تمامی جماعت بنی‌اسرائیل از حضورموسی بیرون شدند. bible_en_fa The pins of the tabernacle, and the pins of the court, and their cords, و هر‌که دلش او را ترغیب کرد، و هر‌که روحش او را با اراده گردانید، آمدندو هدیه خداوند را برای کار خیمه اجتماع، و برای تمام خدمتش و برای رختهای مقدس آوردند. bible_en_fa The cloths of service, to do service in the holy place, the holy garments for Aaron the priest, and the garments of his sons, to minister in the priest's office. مردان و زنان آمدند، هر‌که از دل راغب بود، وحلقه های بینی و گوشواره‌ها و انگشتریها وگردن بندها و هر قسم آلات طلا آوردند، و هر‌که هدیه طلا برای خداوند گذرانیده بود. bible_en_fa And all the congregation of the children of Israel departed from the presence of Moses. و هرکسی‌که لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک وپشم بز و پوست قوچ سرخ شده و پوست خز نزداو یافت شد، آنها را آورد. bible_en_fa And they came, every one whose heart stirred him up, and every one whom his spirit made willing, and they brought the LORD's offering to the work of the tabernacle of the congregation, and for all his service, and for the holy garments. هر‌که خواست هدیه نقره و برنج بیاورد، هدیه خداوند را آورد، وهر‌که چوب شطیم برای هر کار خدمت نزد اویافت شد، آن را آورد. bible_en_fa And they came, both men and women, as many as were willing hearted, and brought bracelets, and earrings, and rings, and tablets, all jewels of gold: and every man that offered offered an offering of gold unto the LORD. و همه زنان دانادل به‌دستهای خود می‌رشتند، و رشته شده را ازلاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک، آوردند. bible_en_fa And every man, with whom was found blue, and purple, and scarlet, and fine linen, and goats' hair, and red skins of rams, and badgers' skins, brought them. و همه زنانی که دل ایشان به حکمت مایل بود، پشم بز را می‌رشتند. bible_en_fa Every one that did offer an offering of silver and brass brought the LORD's offering: and every man, with whom was found shittim wood for any work of the service, brought it. و سروران، سنگهای جزع و سنگهای ترصیع برای ایفود و سینه بندآوردند. bible_en_fa And all the women that were wise hearted did spin with their hands, and brought that which they had spun, both of blue, and of purple, and of scarlet, and of fine linen. و عطریات و روغن برای روشنایی وبرای روغن مسح و برای بخور معطر. bible_en_fa And all the women whose heart stirred them up in wisdom spun goats' hair. و همه مردان و زنان بنی‌اسرائیل که دل ایشان، ایشان راراغب ساخت که چیزی برای هر کاری که خداوند امر فرموده بود که به وسیله موسی ساخته شود، برای خداوند به اراده دل آوردند. bible_en_fa And the rulers brought onyx stones, and stones to be set, for the ephod, and for the breastplate; و موسی بنی‌اسرائیل را گفت: «آگاه باشیدکه خداوند بصلئیل بن اوری بن حور را از سبطیهودا به نام دعوت کرده است. bible_en_fa And spice, and oil for the light, and for the anointing oil, and for the sweet incense. و او را به روح خدا از حکمت و فطانت و علم و هر هنری پرساخته، bible_en_fa The children of Israel brought a willing offering unto the LORD, every man and woman, whose heart made them willing to bring for all manner of work, which the LORD had commanded to be made by the hand of Moses. و برای اختراع مخترعات و برای کارکردن در طلا و نقره و برنج، bible_en_fa And Moses said unto the children of Israel, See, the LORD hath called by name Bezaleel the son of Uri, the son of Hur, of the tribe of Judah; و برای تراشیدن ومرصع ساختن سنگها، و برای درودگری چوب تاهر صنعت هنری را بکند. bible_en_fa And he hath filled him with the spirit of God, in wisdom, in understanding, and in knowledge, and in all manner of workmanship; و در دل او تعلیم دادن را القا نمود، و همچنین اهولیاب بن اخیسامک را از سبط دان،و ایشان را به حکمت دلی پر ساخت، برای هر عمل نقاش ونساج ماهر و طراز در لاجورد و ارغوان و قرمز وکتان نازک، و در هر کار نساج تا صانع هر صنعتی ومخترع مخترعات بشوند. bible_en_fa And to devise curious works, to work in gold, and in silver, and in brass, و ایشان را به حکمت دلی پر ساخت، برای هر عمل نقاش ونساج ماهر و طراز در لاجورد و ارغوان و قرمز وکتان نازک، و در هر کار نساج تا صانع هر صنعتی ومخترع مخترعات بشوند. bible_en_fa And in the cutting of stones, to set them, and in carving of wood, to make any manner of cunning work. «و بصلئیل و اهولیاب و همه دانادلانی که خداوند حکمت و فطانت بدیشان داده است، تا برای کردن هر صنعت خدمت قدس، ماهر باشند، موافق آنچه خداوند امرفرموده است، کار بکنند.» bible_en_fa And he hath put in his heart that he may teach, both he, and Aholiab, the son of Ahisamach, of the tribe of Dan. پس موسی، بصلئیل واهولیاب و همه دانادلانی را که خداوند در دل ایشان حکمت داده بود، و آنانی را که دل ایشان، ایشان را راغب ساخته بود که برای کردن کارنزدیک بیایند، دعوت کرد. bible_en_fa Them hath he filled with wisdom of heart, to work all manner of work, of the engraver, and of the cunning workman, and of the embroiderer, in blue, and in purple, in scarlet, and in fine linen, and of the weaver, even of them that do any work, and of those that devise cunning work. و همه هدایایی را که بنی‌اسرائیل برای بجا آوردن کار خدمت قدس آورده بودند، از حضور موسی برداشتند، و هربامداد هدایای تبرعی دیگر نزد وی می‌آوردند. bible_en_fa Then wrought Bezaleel and Aholiab, and every wise hearted man, in whom the LORD put wisdom and understanding to know how to work all manner of work for the service of the sanctuary, according to all that the LORD had commanded. و همه دانایانی که هر گونه کار قدس رامی ساختند، هر یک از کار خود که در آن مشغول می‌بود، آمدند. bible_en_fa And Moses called Bezaleel and Aholiab, and every wise hearted man, in whose heart the LORD had put wisdom, even every one whose heart stirred him up to come unto the work to do it: و موسی را عرض کرده، گفتند: «قوم زیاده از آنچه لازم است برای عمل آن کاری که خداوند فرموده است که ساخته شود، می‌آورند.» bible_en_fa And they received of Moses all the offering, which the children of Israel had brought for the work of the service of the sanctuary, to make it withal. And they brought yet unto him free offerings every morning. و موسی فرمود تا در اردو ندا کرده، گویند که «مردان و زنان هیچ کاری دیگر برای هدایای قدس نکنند.» پس قوم از آوردن بازداشته شدند. bible_en_fa And all the wise men, that wrought all the work of the sanctuary, came every man from his work which they made; و اسباب برای انجام تمام کار، کافی، بلکه زیاده بود. bible_en_fa And they spake unto Moses, saying, The people bring much more than enough for the service of the work, which the LORD commanded to make. پس همه دانادلانی که در کار اشتغال داشتند، ده پرده مسکن را ساختند، از کتان نازک تابیده شده و لاجورد و ارغوان و قرمز، و آنها را باکروبیان از صنعت نساج ماهر ترتیب دادند. bible_en_fa And Moses gave commandment, and they caused it to be proclaimed throughout the camp, saying, Let neither man nor woman make any more work for the offering of the sanctuary. So the people were restrained from bringing. طول هر پرده بیست و هشت ذراع، و عرض هر پرده چهار ذراع. همه پرده‌ها را یک اندازه بود. bible_en_fa For the stuff they had was sufficient for all the work to make it, and too much. وپنج پرده را با یکدیگر بپیوست، و پنج پرده را بایکدیگر بپیوست، bible_en_fa And every wise hearted man among them that wrought the work of the tabernacle made ten curtains of fine twined linen, and blue, and purple, and scarlet: with cherubims of cunning work made he them. و بر لب یک پرده در کنارپیوستگی‌اش مادگیهای لاجورد ساخت، وهمچنین در لب پرده بیرونی در‌پیوستگی دوم ساخت. bible_en_fa The length of one curtain was twenty and eight cubits, and the breadth of one curtain four cubits: the curtains were all of one size. و در یک پرده، پنجاه مادگی ساخت، و در کنار پرده‌ای که در‌پیوستگی دومین بود، پنجاه مادگی ساخت. و مادگیها مقابل یکدیگربود. bible_en_fa And he coupled the five curtains one unto another: and the other five curtains he coupled one unto another. و پنجاه تکمه زرین ساخت، و پرده‌ها را به تکمه‌ها با یکدیگر بپیوست، تا مسکن یک باشد. bible_en_fa And he made loops of blue on the edge of one curtain from the selvedge in the coupling: likewise he made in the uttermost side of another curtain, in the coupling of the second. و پرده‌ها از پشم بز ساخت بجهت خیمه‌ای که بالای مسکن بود؛ آنها را پانزده پرده ساخت. bible_en_fa Fifty loops made he in one curtain, and fifty loops made he in the edge of the curtain which was in the coupling of the second: the loops held one curtain to another. طول هر پرده سی ذراع، و عرض هر پرده چهار ذراع؛ و یازده پرده را یک اندازه بود. bible_en_fa And he made fifty taches of gold, and coupled the curtains one unto another with the taches: so it became one tabernacle. وپنج پرده را جدا پیوست، و شش پرده را جدا. bible_en_fa And he made curtains of goats' hair for the tent over the tabernacle: eleven curtains he made them. وپنجاه مادگی بر کنار پرده‌ای که در‌پیوستگی بیرونی بود ساخت، و پنجاه مادگی در کنار پرده در‌پیوستگی دوم. bible_en_fa The length of one curtain was thirty cubits, and four cubits was the breadth of one curtain: the eleven curtains were of one size. و پنجاه تکمه برنجین برای پیوستن خیمه بساخت تا یک باشد. bible_en_fa And he coupled five curtains by themselves, and six curtains by themselves. و پوششی از پوست قوچ سرخ شده برای خیمه ساخت، وپوششی بر زبر آن از پوست خز. bible_en_fa And he made fifty loops upon the uttermost edge of the curtain in the coupling, and fifty loops made he upon the edge of the curtain which coupleth the second. و تخته های قایم از چوب شطیم برای مسکن ساخت. bible_en_fa And he made fifty taches of brass to couple the tent together, that it might be one. طول هر تخته ده ذراع، وعرض هر تخته یک ذراع و نیم. bible_en_fa And he made a covering for the tent of rams' skins dyed red, and a covering of badgers' skins above that. هر تخته را دوزبانه بود مقرون یکدیگر، و بدین ترکیب همه تخته های مسکن را ساخت. bible_en_fa And he made boards for the tabernacle of shittim wood, standing up. و تخته های مسکن را ساخت، بیست تخته به‌جانب جنوب به طرف یمانی، bible_en_fa The length of a board was ten cubits, and the breadth of a board one cubit and a half. و چهل پایه نقره زیر بیست تخته ساخت، یعنی دو پایه زیر تخته‌ای برای دوزبانه‌اش، و دو پایه زیر تخته دیگر برای دوزبانه‌اش. bible_en_fa One board had two tenons, equally distant one from another: thus did he make for all the boards of the tabernacle. و برای جانب دیگر مسکن به طرف شمال، بیست تخته ساخت. bible_en_fa And he made boards for the tabernacle; twenty boards for the south side southward: و چهل پایه نقره آنها را یعنی دو پایه زیر یک تخته‌ای و دو پایه زیرتخته دیگر. bible_en_fa And forty sockets of silver he made under the twenty boards; two sockets under one board for his two tenons, and two sockets under another board for his two tenons. و برای موخر مسکن به طرف مغرب، شش تخته ساخت. bible_en_fa And for the other side of the tabernacle, which is toward the north corner, he made twenty boards, و دو تخته برای گوشه های مسکن در هر دو جانبش ساخت. bible_en_fa And their forty sockets of silver; two sockets under one board, and two sockets under another board. واز زیر با یکدیگر پیوسته شد، و تا سر آن با هم دریک حلقه تمام شد. و همچنین برای هر دو در هردو گوشه کرد. bible_en_fa And for the sides of the tabernacle westward he made six boards. پس هشت تخته بود، و پایه های آنها از نقره شانزده پایه، یعنی دو پایه زیر هرتخته. bible_en_fa And two boards made he for the corners of the tabernacle in the two sides. و پشت بندها از چوب شطیم ساخت، یعنی پنج برای تخته های یک جانب مسکن، bible_en_fa And they were coupled beneath, and coupled together at the head thereof, to one ring: thus he did to both of them in both the corners. و پنج پشت بند برای تخته های جانب دیگر مسکن، وپنج پشت بند برای تخته های موخر جانب غربی مسکن. bible_en_fa And there were eight boards; and their sockets were sixteen sockets of silver, under every board two sockets. و پشت بند وسطی را ساخت تا در میان تخته‌ها از سر تا سر بگذرد. bible_en_fa And he made bars of shittim wood; five for the boards of the one side of the tabernacle, تخته‌ها را به طلاپوشانید، و حلقه های آنها را از طلا ساخت تابرای پشت بندها، خانه‌ها باشد، و پشت بندها را به طلا پوشانید. bible_en_fa And five bars for the boards of the other side of the tabernacle, and five bars for the boards of the tabernacle for the sides westward. و حجاب را از لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک تابیده شده ساخت، و آن را باکروبیان از صنعت نساج ماهر ترتیب داد. bible_en_fa And he made the middle bar to shoot through the boards from the one end to the other. وچهار ستون از چوب شطیم برایش ساخت، و آنهارا به طلا پوشانید و قلابهای آنها از طلا بود، وبرای آنها چهار پایه نقره ریخت. bible_en_fa And he overlaid the boards with gold, and made their rings of gold to be places for the bars, and overlaid the bars with gold. و پرده‌ای برای دروازه خیمه از لاجورد و ارغوان و قرمز وکتان نازک تابیده شده از صنعت طراز بساخت.و پنج ستون آن و قلابهای آنها را ساخت وسرها و عصاهای آنها را به طلا پوشانید و پنج پایه آنها از برنج بود. bible_en_fa And he made a vail of blue, and purple, and scarlet, and fine twined linen: with cherubims made he it of cunning work. و پنج ستون آن و قلابهای آنها را ساخت وسرها و عصاهای آنها را به طلا پوشانید و پنج پایه آنها از برنج بود. bible_en_fa And he made thereunto four pillars of shittim wood, and overlaid them with gold: their hooks were of gold; and he cast for them four sockets of silver. و بصلئیل، تابوت را از چوب شطیم ساخت، طولش دو ذراع و نیم، وعرضش یک ذراع و نیم، و بلندیش یک ذراع ونیم. bible_en_fa And he made an hanging for the tabernacle door of blue, and purple, and scarlet, and fine twined linen, of needlework; و آن را به طلای خالص از درون و بیرون پوشانید. و برای آن تاجی از طلا بر طرفش ساخت. bible_en_fa And the five pillars of it with their hooks: and he overlaid their chapiters and their fillets with gold: but their five sockets were of brass. و چهار حلقه زرین برای چهارقایمه‌اش بریخت، یعنی دو حلقه بر یک طرفش ودو حلقه بر طرف دیگر. bible_en_fa And Bezaleel made the ark of shittim wood: two cubits and a half was the length of it, and a cubit and a half the breadth of it, and a cubit and a half the height of it: و دو عصا از چوب شطیم ساخته، آنها را به طلا پوشانید. bible_en_fa And he overlaid it with pure gold within and without, and made a crown of gold to it round about. و عصاهارا در حلقه‌ها بر دو جانب تابوت گذرانید، برای برداشتن تابوت. bible_en_fa And he cast for it four rings of gold, to be set by the four corners of it; even two rings upon the one side of it, and two rings upon the other side of it. و کرسی رحمت را از طلای خالص ساخت. طولش دو ذراع و نیم، و عرضش یک ذراع و نیم. bible_en_fa And he made staves of shittim wood, and overlaid them with gold. و دو کروبی از طلا ساخت. وآنها را بر هر دو طرف کرسی رحمت ازچرخکاری ساخت. bible_en_fa And he put the staves into the rings by the sides of the ark, to bear the ark. یک کروبی بر این طرف و کروبی دیگر بر آن طرف، و از کرسی رحمت، کروبیان را بر هر دو طرفش ساخت. bible_en_fa And he made the mercy seat of pure gold: two cubits and a half was the length thereof, and one cubit and a half the breadth thereof. و کروبیان بالهای خود را بر زبر آن پهن می‌کردند، و به بالهای خویش کرسی رحمت را می‌پوشانیدند، ورویهای ایشان به سوی یکدیگر می‌بود، یعنی رویهای کروبیان به‌جانب کرسی رحمت می‌بود. bible_en_fa And he made two cherubims of gold, beaten out of one piece made he them, on the two ends of the mercy seat; و خوان را از چوب شطیم ساخت. طولش دو ذراع، و عرضش یک ذراع، و بلندیش یک ذراع و نیم. bible_en_fa One cherub on the end on this side, and another cherub on the other end on that side: out of the mercy seat made he the cherubims on the two ends thereof. و آن را به طلای خالص پوشانید، وتاجی زرین گرداگردش ساخت. bible_en_fa And the cherubims spread out their wings on high, and covered with their wings over the mercy seat, with their faces one to another; even to the mercy seatward were the faces of the cherubims. و حاشیه‌ای به مقدار چهار انگشت گرداگردش ساخت، و تاجی زرین گرداگرد حاشیه ساخت. bible_en_fa And he made the table of shittim wood: two cubits was the length thereof, and a cubit the breadth thereof, and a cubit and a half the height thereof: و چهار حلقه زرین برایش ریخت، و حلقه‌ها را بر چهارگوشه‌ای که بر چهار قایمه‌اش بود گذاشت. bible_en_fa And he overlaid it with pure gold, and made thereunto a crown of gold round about. وحلقه‌ها مقابل حاشیه بود، تا خانه های عصاهاباشد، برای برداشتن خوان. bible_en_fa Also he made thereunto a border of an handbreadth round about; and made a crown of gold for the border thereof round about. و دو عصا را ازچوب شطیم ساخته، آنها را به طلا پوشانید، برای برداشتن خوان. bible_en_fa And he cast for it four rings of gold, and put the rings upon the four corners that were in the four feet thereof. و ظروفی را که بر خوان می‌بوداز صحنها و کاسه‌ها و پیاله‌ها و جامهایش که بدانها هدایای ریختنی می‌ریختند، از طلای خالص ساخت. bible_en_fa Over against the border were the rings, the places for the staves to bear the table. و چراغدان را از طلای خالص ساخت. ازچرخکاری، چراغدان را ساخت، و پایه‌اش وشاخه هایش و پیاله هایش و سیبهایش و گلهایش از همین بود. bible_en_fa And he made the staves of shittim wood, and overlaid them with gold, to bear the table. و از دو طرفش شش شاخه بیرون آمد، یعنی سه شاخه چراغدان از یک طرف، و سه شاخه چراغدان از طرف دیگر. bible_en_fa And he made the vessels which were upon the table, his dishes, and his spoons, and his bowls, and his covers to cover withal, of pure gold. و سه پیاله بادامی با سیبی و گلی در یک شاخه، و سه پیاله بادامی و سیبی و گلی بر شاخه دیگر، و همچنین برای شش شاخه‌ای که از چراغدان بیرون می‌آمد. bible_en_fa And he made the candlestick of pure gold: of beaten work made he the candlestick; his shaft, and his branch, his bowls, his knops, and his flowers, were of the same: و بر چراغدان چهار پیاله بادامی باسیبها و گلهای آن. bible_en_fa And six branches going out of the sides thereof; three branches of the candlestick out of the one side thereof, and three branches of the candlestick out of the other side thereof: و سیبی زیر دو شاخه آن، وسیبی زیر دو شاخه آن، و سیبی زیر دو شاخه آن، برای شش شاخه‌ای که از آن بیرون می‌آمد. bible_en_fa Three bowls made after the fashion of almonds in one branch, a knop and a flower; and three bowls made like almonds in another branch, a knop and a flower: so throughout the six branches going out of the candlestick. سیبهای آنها و شاخه های آنها از همین بود، یعنی همه از یک چرخکاری طلای خالص. bible_en_fa And in the candlestick were four bowls made like almonds, his knops, and his flowers: وهفت چراغش و گلگیرهایش و سینیهایش را ازطلای خالص ساخت. bible_en_fa And a knop under two branches of the same, and a knop under two branches of the same, and a knop under two branches of the same, according to the six branches going out of it. از یک وزنه طلای خالص آن را با همه اسبابش ساخت. bible_en_fa Their knops and their branches were of the same: all of it was one beaten work of pure gold. و مذبح بخور را از چوب شطیم ساخت، طولش یک ذراع، و عرضش یک ذراع مربع، وبلندیش دو ذراع، و شاخهایش از همان بود. bible_en_fa And he made his seven lamps, and his snuffers, and his snuffdishes, of pure gold. وآن را به طلای خالص پوشانید، یعنی سطحش وطرفهای گرداگردش، و شاخهایش، و تاجی گرداگردش از طلای خالص ساخت. bible_en_fa Of a talent of pure gold made he it, and all the vessels thereof. و دوحلقه زرین برایش زیر تاج بر دو گوشه‌اش بر دوطرفش ساخت، تا خانه های عصاها باشد برای برداشتنش به آنها. bible_en_fa And he made the incense altar of shittim wood: the length of it was a cubit, and the breadth of it a cubit; it was foursquare; and two cubits was the height of it; the horns thereof were of the same. و عصاها را از چوب شطیم ساخته، آنها را به طلا پوشانید.و روغن مسح مقدس و بخور معطر طاهر را از صنعت عطارساخت. bible_en_fa And he overlaid it with pure gold, both the top of it, and the sides thereof round about, and the horns of it: also he made unto it a crown of gold round about. و روغن مسح مقدس و بخور معطر طاهر را از صنعت عطارساخت. bible_en_fa And he made two rings of gold for it under the crown thereof, by the two corners of it, upon the two sides thereof, to be places for the staves to bear it withal. و مذبح قربانی سوختنی را از چوب شطیم ساخت. طولش پنج ذراع، وعرضش پنج ذراع مربع، و بلندیش سه ذراع. bible_en_fa And he made the staves of shittim wood, and overlaid them with gold. وشاخهایش را بر چهار گوشه‌اش ساخت. شاخهایش از همان بود و آن را از برنج پوشانید. bible_en_fa And he made the holy anointing oil, and the pure incense of sweet spices, according to the work of the apothecary. و همه اسباب مذبح را ساخت، یعنی: دیگها وخاک اندازها و کاسه‌ها و چنگالها و مجمرها وهمه ظروفش را از برنج ساخت. bible_en_fa And he made the altar of burnt offering of shittim wood: five cubits was the length thereof, and five cubits the breadth thereof; it was foursquare; and three cubits the height thereof. و برای مذبح، آتش دانی مشبک از برنج ساخت، که زیرحاشیه‌اش بطرف پایین تا نصفش برسد. bible_en_fa And he made the horns thereof on the four corners of it; the horns thereof were of the same: and he overlaid it with brass. و چهارحلقه برای چهار سر آتش دان برنجین ریخت، تاخانه های عصاها باشد. bible_en_fa And he made all the vessels of the altar, the pots, and the shovels, and the basons, and the fleshhooks, and the firepans: all the vessels thereof made he of brass. و عصاها را از چوب شطیم ساخته، آنها را به برنج بپوشانید. bible_en_fa And he made for the altar a brasen grate of network under the compass thereof beneath unto the midst of it. و عصاهارا در حلقه‌ها بر دو طرف مذبح گذرانید، برای برداشتنش به آنها، و مذبح را از چوبها مجوف ساخت. bible_en_fa And he cast four rings for the four ends of the grate of brass, to be places for the staves. و حوض را از برنج ساخت، و پایه‌اش را از برنج از آینه های زنانی که نزد دروازه خیمه اجتماع برای خدمت جمع می‌شدند. bible_en_fa And he made the staves of shittim wood, and overlaid them with brass. و صحن را ساخت که برای طرف جنوبی به سمت یمانی. پرده های صحن از کتان نازک تابیده شده صد ذراعی بود. bible_en_fa And he put the staves into the rings on the sides of the altar, to bear it withal; he made the altar hollow with boards. ستونهای آنها بیست بود، و پایه های آنها بیست بود، از برنج و قلابهای آنهاو پشت بندهای آنها از نقره. bible_en_fa And he made the laver of brass, and the foot of it of brass, of the lookingglasses of the women assembling, which assembled at the door of the tabernacle of the congregation. و برای طرف شمالی صد ذراعی بود، و ستونهای آنها بیست ازبرنج، و قلابهای ستونها و پشت بندهای آنها ازنقره بود. bible_en_fa And he made the court: on the south side southward the hangings of the court were of fine twined linen, an hundred cubits: و برای طرف غربی، پرده های پنجاه ذراعی بود، و ستونهای آنها ده و پایه های آنها ده، و قلابها و پشت بندهای ستونها از نقره بود. bible_en_fa Their pillars were twenty, and their brasen sockets twenty; the hooks of the pillars and their fillets were of silver. وبرای طرف شرقی به سمت طلوع، پنجاه ذراعی بود. bible_en_fa And for the north side the hangings were an hundred cubits, their pillars were twenty, and their sockets of brass twenty; the hooks of the pillars and their fillets of silver. و پرده های یک طرف دروازه پانزده ذراعی بود، ستونهای آنها سه و پایه های آنها سه. bible_en_fa And for the west side were hangings of fifty cubits, their pillars ten, and their sockets ten; the hooks of the pillars and their fillets of silver. و برای طرف دیگر دروازه صحن از این طرف واز آن طرف پرده‌ها پانزده ذراعی بود، ستونهای آنها سه و پایه های آنها سه. bible_en_fa And for the east side eastward fifty cubits. همه پرده های صحن به هر طرف از کتان نازک تابیده شده بود. bible_en_fa The hangings of the one side of the gate were fifteen cubits; their pillars three, and their sockets three. و پایه های ستونها از برنج بود، و قلابها وپشت بندهای ستونها از نقره، و پوشش سرهای آنها از نقره، و جمیع ستونهای صحن به پشت بندهای نقره پیوسته شده بود. bible_en_fa And for the other side of the court gate, on this hand and that hand, were hangings of fifteen cubits; their pillars three, and their sockets three. و پرده دروازه صحن از صنعت طراز از لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک تابیده شده بود. طولش بیست ذراع، و بلندیش به عرض پنج ذراع موافق پرده های صحن. bible_en_fa All the hangings of the court round about were of fine twined linen. و ستونهای آنها چهار، وپایه های برنجین آنها چهار، و قلابهای آنها ازنقره، و پوشش سرهای آنها و پشت بندهای آنهااز نقره بود. bible_en_fa And the sockets for the pillars were of brass; the hooks of the pillars and their fillets of silver; and the overlaying of their chapiters of silver; and all the pillars of the court were filleted with silver. و همه میخهای مسکن و صحن، به هر طرف از برنج بود. bible_en_fa And the hanging for the gate of the court was needlework, of blue, and purple, and scarlet, and fine twined linen: and twenty cubits was the length, and the height in the breadth was five cubits, answerable to the hangings of the court. این است حساب مسکن، یعنی مسکن شهادت، چنانکه حسب فرمان موسی به خدمت لاویان، به توسط ایتاماربن هارون کاهن حساب آن گرفته شد. bible_en_fa And their pillars were four, and their sockets of brass four; their hooks of silver, and the overlaying of their chapiters and their fillets of silver. و بصلئیل بن اوری بن حور از سبطیهودا، آنچه را که خداوند به موسی‌امر فرموده بود بساخت. bible_en_fa And all the pins of the tabernacle, and of the court round about, were of brass. و با وی اهولیاب بن اخیسامک ازسبط دان بود، نقاش و مخترع و طراز در لاجورد وارغوان و قرمز و کتان نازک. bible_en_fa This is the sum of the tabernacle, even of the tabernacle of testimony, as it was counted, according to the commandment of Moses, for the service of the Levites, by the hand of Ithamar, son to Aaron the priest. و تمام طلایی که در کار صرف شد، یعنی در همه کار قدس، ازطلای هدایا بیست و نه وزنه و هفتصد و سی مثقال موافق مثقال قدس بود. bible_en_fa And Bezaleel the son of Uri, the son of Hur, of the tribe of Judah, made all that the LORD commanded Moses. و نقره شمرده شدگان جماعت صد وزنه و هزار و هفتصد وهفتاد و پنج مثقال بود، موافق مثقال قدس. bible_en_fa And with him was Aholiab, son of Ahisamach, of the tribe of Dan, an engraver, and a cunning workman, and an embroiderer in blue, and in purple, and in scarlet, and fine linen. یک درهم یعنی نیم مثقال موافق مثقال قدس، برای هر نفری از آنانی که به سوی شمرده شدگان گذشتند، از بیست ساله و بالاتر، که ششصد و سه هزار وپانصد و پنجاه نفر بودند. bible_en_fa All the gold that was occupied for the work in all the work of the holy place, even the gold of the offering, was twenty and nine talents, and seven hundred and thirty shekels, after the shekel of the sanctuary. و اما آن صد وزنه نقره برای ریختن پایه های قدس و پایه های پرده بود. صد پایه از صد وزنه یعنی یک وزنه برای یک پایه. bible_en_fa And the silver of them that were numbered of the congregation was an hundred talents, and a thousand seven hundred and threescore and fifteen shekels, after the shekel of the sanctuary: و از آن هزار و هفتصد و هفتاد و پنج مثقال قلابها برای ستونها ساخت، و سرهای آنهارا پوشانید، و پشت بندها برای آنها ساخت. bible_en_fa A bekah for every man, that is, half a shekel, after the shekel of the sanctuary, for every one that went to be numbered, from twenty years old and upward, for six hundred thousand and three thousand and five hundred and fifty men. وبرنج هدایا هفتاد وزنه و دو هزار و چهارصد مثقال بود. bible_en_fa And of the hundred talents of silver were cast the sockets of the sanctuary, and the sockets of the vail; an hundred sockets of the hundred talents, a talent for a socket. و از آن پایه های دروازه خیمه اجتماع، ومذبح برنجین، و شبکه برنجین آن و همه اسباب مذبح را ساخت.و پایه های صحن را به هرطرف، و پایه های دروازه صحن و همه میخهای مسکن و همه میخهای گرداگرد صحن را. bible_en_fa And of the thousand seven hundred seventy and five shekels he made hooks for the pillars, and overlaid their chapiters, and filleted them. و پایه های صحن را به هرطرف، و پایه های دروازه صحن و همه میخهای مسکن و همه میخهای گرداگرد صحن را. bible_en_fa And the brass of the offering was seventy talents, and two thousand and four hundred shekels. و از لاجورد و ارغوان و قرمز رختهای بافته شده ساختند، برای خدمت کردن در قدس، و رختهای مقدس برای هارون ساختند، چنانکه خداوند به موسی‌امر نموده بود. bible_en_fa And therewith he made the sockets to the door of the tabernacle of the congregation, and the brasen altar, and the brasen grate for it, and all the vessels of the altar, و ایفود را از طلا و لاجورد و ارغوان و قرمزو کتان نازک تابیده شده، ساخت. bible_en_fa And the sockets of the court round about, and the sockets of the court gate, and all the pins of the tabernacle, and all the pins of the court round about. و تنگه های نازک از طلا ساختند و تارها کشیدند تا آنها را درمیان لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک به صنعت نساج ماهر ببافند. bible_en_fa And of the blue, and purple, and scarlet, they made cloths of service, to do service in the holy place, and made the holy garments for Aaron; as the LORD commanded Moses. و کتفهای پیوسته شده برایش ساختند، که بر دو کنار پیوسته شد. bible_en_fa And he made the ephod of gold, blue, and purple, and scarlet, and fine twined linen. و زنار بسته شده‌ای که بر آن بود از همان پارچه واز همان صنعت بود، از طلا و لاجورد و ارغوان وقرمز و کتان نازک تابیده شده، چنانکه خداوند به موسی‌امر فرموده بود. bible_en_fa And they did beat the gold into thin plates, and cut it into wires, to work it in the blue, and in the purple, and in the scarlet, and in the fine linen, with cunning work. و سنگهای جزع مرصع در دو طوق طلا، و منقوش به نقش خاتم، موافق نامهای بنی‌اسرائیل درست کردند. bible_en_fa They made shoulderpieces for it, to couple it together: by the two edges was it coupled together. آنها را بر کتفهای ایفود نصب کرد، تا سنگهای یادگاری برای بنی‌اسرائیل باشد، چنانکه خداوند به موسی‌امر فرموده بود. bible_en_fa And the curious girdle of his ephod, that was upon it, was of the same, according to the work thereof; of gold, blue, and purple, and scarlet, and fine twined linen; as the LORD commanded Moses. و سینه بند را موافق کار ایفود از صنعت نساج ماهر ساخت، از طلا و لاجورد و ارغوان وقرمز و کتان نازک تابیده شده. bible_en_fa And they wrought onyx stones inclosed in ouches of gold, graven, as signets are graven, with the names of the children of Israel. و آن مربع بود وسینه بند را دولا ساختند طولش یک وجب وعرضش یک وجب دولا. bible_en_fa And he put them on the shoulders of the ephod, that they should be stones for a memorial to the children of Israel; as the LORD commanded Moses. و در آن چهار رسته سنگ نصب کردند، رسته‌ای از عقیق سرخ ویاقوت زرد و زمرد. این بود رسته اول. bible_en_fa And he made the breastplate of cunning work, like the work of the ephod; of gold, blue, and purple, and scarlet, and fine twined linen. و رسته دوم از بهرمان و یاقوت کبود و عقیق سفید. bible_en_fa It was foursquare; they made the breastplate double: a span was the length thereof, and a span the breadth thereof, being doubled. ورسته سوم از عین الهر و یشم و جمست. bible_en_fa And they set in it four rows of stones: the first row was a sardius, a topaz, and a carbuncle: this was the first row. ورسته چهارم از زبرجد و جزع و یشب در ترصیعه خود که به دیوارهای طلا احاطه شده بود. bible_en_fa And the second row, an emerald, a sapphire, and a diamond. وسنگها موافق نامهای بنی‌اسرائیل دوازده بود، مطابق اسامی ایشان، مثل نقش خاتم، هر یکی به اسم خود برای دوازده سبط. bible_en_fa And the third row, a ligure, an agate, and an amethyst. و بر سینه بندزنجیرهای تابیده شده، مثل کار طنابها از طلای خالص ساختند. bible_en_fa And the fourth row, a beryl, an onyx, and a jasper: they were inclosed in ouches of gold in their inclosings. و دو طوق زرین و دو حلقه زرین ساختند و دو حلقه را بر دو سر سینه بندگذاشتند. bible_en_fa And the stones were according to the names of the children of Israel, twelve, according to their names, like the engravings of a signet, every one with his name, according to the twelve tribes. و آن دو زنجیر تابیده شده زرین رادر دو حلقه‌ای که بر سرهای سینه بند بود، گذاشتند. bible_en_fa And they made upon the breastplate chains at the ends, of wreathen work of pure gold. و دو سر دیگر آن دو زنجیر را بر دوطوق گذاشتند، و آنها را بر دو کتف ایفود در‌پیش نصب کردند. bible_en_fa And they made two ouches of gold, and two gold rings; and put the two rings in the two ends of the breastplate. و دو حلقه زرین ساختند، آنها رابر دو سر سینه بند گذاشتند، بر کناری که بر طرف اندرونی‌ایفود بود. bible_en_fa And they put the two wreathen chains of gold in the two rings on the ends of the breastplate. و دو حلقه زرین دیگرساختند، و آنها را بر دو کتف ایفود، به طرف پایین، از جانب پیش، مقابل پیوستگیش بالای زنار ایفود گذاشتند. bible_en_fa And the two ends of the two wreathen chains they fastened in the two ouches, and put them on the shoulderpieces of the ephod, before it. و سینه بند را به حلقه هایش با حلقه های ایفود به نوار لاجوردی بستند، تا بالای زنار ایفود باشد. و سینه بند از ایفود جدا نشود، چنانکه خداوند به موسی‌امرفرموده بود. bible_en_fa And they made two rings of gold, and put them on the two ends of the breastplate, upon the border of it, which was on the side of the ephod inward. و ردای ایفود را از صنعت نساج، تمام لاجوردی ساخت. bible_en_fa And they made two other golden rings, and put them on the two sides of the ephod underneath, toward the forepart of it, over against the other coupling thereof, above the curious girdle of the ephod. و دهنه‌ای در وسط ردابود، مثل دهنه زره با حاشیه‌ای گرداگرد دهنه تادریده نشود. bible_en_fa And they did bind the breastplate by his rings unto the rings of the ephod with a lace of blue, that it might be above the curious girdle of the ephod, and that the breastplate might not be loosed from the ephod; as the LORD commanded Moses. و بر دامن ردا، انارها از لاجورد وارغوان و قرمز و کتان تابیده شده ساختند. bible_en_fa And he made the robe of the ephod of woven work, all of blue. وزنگوله‌ها از طلای خالص ساختند. و زنگوله‌ها رادر میان انارها بر دامن ردا گذاشتند، گرداگردش درمیان انارها. bible_en_fa And there was an hole in the midst of the robe, as the hole of an habergeon, with a band round about the hole, that it should not rend. و زنگوله‌ای و اناری، و زنگوله‌ای واناری گرداگرد دامن ردا برای خدمت کردن، چنانکه خداوند به موسی‌امر فرموده بود. bible_en_fa And they made upon the hems of the robe pomegranates of blue, and purple, and scarlet, and twined linen. وپیراهنها را برای هارون و پسرانش از کتان نازک ازصنعت نساج ساختند. bible_en_fa And they made bells of pure gold, and put the bells between the pomegranates upon the hem of the robe, round about between the pomegranates; و عمامه را از کتان نازک و دستارهای زیبا را از کتان نازک، و زیرجامهای کتانی را از کتان نازک تابیده شده. bible_en_fa A bell and a pomegranate, a bell and a pomegranate, round about the hem of the robe to minister in; as the LORD commanded Moses. و کمربند رااز کتان نازک تابیده شده، و لاجورد و ارغوان وقرمز از صنعت طراز، چنانکه خداوند به موسی‌امر فرموده بود. bible_en_fa And they made coats of fine linen of woven work for Aaron, and for his sons, و تنگه افسر مقدس را ازطلای خالص ساختند، و بر آن کتابتی مثل نقش خاتم مرقوم داشتند: قدوسیت برای یهوه. bible_en_fa And a mitre of fine linen, and goodly bonnets of fine linen, and linen breeches of fine twined linen, و برآن نواری لاجوردی بستند تا آن را بالای عمامه ببندند، چنانکه خداوند به موسی‌امر فرموده بود. bible_en_fa And a girdle of fine twined linen, and blue, and purple, and scarlet, of needlework; as the LORD commanded Moses. پس همه کار مسکن خیمه اجتماع تمام شد، و بنی‌اسرائیل ساختند. موافق آنچه خداوندبه موسی‌امر فرموده بود، عمل نمودند. bible_en_fa And they made the plate of the holy crown of pure gold, and wrote upon it a writing, like to the engravings of a signet, HOLINESS TO THE LORD. ومسکن خیمه را نزد موسی آوردند، با همه اسبابش و تکمه‌ها و تخته‌ها و پشت بندها وستونها و پایه هایش. bible_en_fa And they tied unto it a lace of blue, to fasten it on high upon the mitre; as the LORD commanded Moses. و پوشش از پوست قوچ سرخ شده و پوشش از پوست خز و حجاب ستر. bible_en_fa Thus was all the work of the tabernacle of the tent of the congregation finished: and the children of Israel did according to all that the LORD commanded Moses, so did they. و تابوت شهادت و عصاهایش و کرسی رحمت. bible_en_fa And they brought the tabernacle unto Moses, the tent, and all his furniture, his taches, his boards, his bars, and his pillars, and his sockets, و خوان و همه اسبابش و نان تقدمه. bible_en_fa And the covering of rams' skins dyed red, and the covering of badgers' skins, and the vail of the covering, و چراغدان طاهر و چراغهایش، چراغهای آراسته شده و همه اسبابش، و روغن برای روشنایی. bible_en_fa The ark of the testimony, and the staves thereof, and the mercy seat, و مذبح زرین و روغن مسح و بخورمعطر و پرده برای دروازه خیمه. bible_en_fa The table, and all the vessels thereof, and the shewbread, و مذبح برنجین و شبکه برنجین آن، و عصاهایش و همه اسبابش و حوض و پایه‌اش. bible_en_fa The pure candlestick, with the lamps thereof, even with the lamps to be set in order, and all the vessels thereof, and the oil for light, و پرده های صحن و ستونها و پایه هایش و پرده دروازه صحن، وطنابهایش و میخهایش و همه اسباب خدمت مسکن برای خیمه اجتماع. bible_en_fa And the golden altar, and the anointing oil, and the sweet incense, and the hanging for the tabernacle door, و رختهای بافته شده برای خدمت قدس، و رخت مقدس برای هارون کاهن، و رختها برای پسرانش تا کهانت نمایند. bible_en_fa The brasen altar, and his grate of brass, his staves, and all his vessels, the laver and his foot, موافق آنچه خداوند به موسی‌امرفرموده بود، بنی‌اسرائیل همچنین تمام کار راساختند.و موسی تمام کارها را ملاحظه کرد، و اینک موافق آنچه خداوند امر فرموده بودساخته بودند، همچنین کرده بودند. و موسی ایشان را برکت داد. bible_en_fa The hangings of the court, his pillars, and his sockets, and the hanging for the court gate, his cords, and his pins, and all the vessels of the service of the tabernacle, for the tent of the congregation, و موسی تمام کارها را ملاحظه کرد، و اینک موافق آنچه خداوند امر فرموده بودساخته بودند، همچنین کرده بودند. و موسی ایشان را برکت داد. bible_en_fa The cloths of service to do service in the holy place, and the holy garments for Aaron the priest, and his sons' garments, to minister in the priest's office. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa According to all that the LORD commanded Moses, so the children of Israel made all the work. «در غره ماه اول مسکن خیمه اجتماع را برپا نما. bible_en_fa And Moses did look upon all the work, and, behold, they have done it as the LORD had commanded, even so had they done it: and Moses blessed them. و تابوت شهادت را در آن بگذار. وحجاب را پیش تابوت پهن کن. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و خوان رادرآورده، چیزهایی را که می‌باید، بر آن ترتیب نما. و چراغدان را درآور و چراغهایش را آراسته کن. bible_en_fa On the first day of the first month shalt thou set up the tabernacle of the tent of the congregation. و مذبح زرین را برای بخور پیش تابوت شهادت بگذار، و پرده دروازه را بر مسکن بیاویز. bible_en_fa And thou shalt put therein the ark of the testimony, and cover the ark with the vail. و مذبح قربانی سوختنی را پیش دروازه مسکن خیمه اجتماع بگذار. bible_en_fa And thou shalt bring in the table, and set in order the things that are to be set in order upon it; and thou shalt bring in the candlestick, and light the lamps thereof. و حوض را در میان خیمه اجتماع و مذبح بگذار، و آب در آن بریز. bible_en_fa And thou shalt set the altar of gold for the incense before the ark of the testimony, and put the hanging of the door to the tabernacle. و صحن را گرداگرد برپا کن. و پرده دروازه صحن رابیاویز. bible_en_fa And thou shalt set the altar of the burnt offering before the door of the tabernacle of the tent of the congregation. و روغن مسح را گرفته، مسکن را با آنچه در آن است مسح کن، و آن را با همه اسبابش تقدیس نما تا مقدس شود. bible_en_fa And thou shalt set the laver between the tent of the congregation and the altar, and shalt put water therein. و مذبح قربانی سوختنی را با همه اسبابش مسح کرده، مذبح راتقدیس نما. و مذبح، قدس اقداس خواهد بود. bible_en_fa And thou shalt set up the court round about, and hang up the hanging at the court gate. و حوض را با پایه‌اش مسح نموده، تقدیس کن. bible_en_fa And thou shalt take the anointing oil, and anoint the tabernacle, and all that is therein, and shalt hallow it, and all the vessels thereof: and it shall be holy. و هارون و پسرانش را نزد دروازه خیمه اجتماع آورده، ایشان را به آب غسل ده. bible_en_fa And thou shalt anoint the altar of the burnt offering, and all his vessels, and sanctify the altar: and it shall be an altar most holy. وهارون را به رخت مقدس بپوشان، و او را مسح کرده، تقدیس نما، تا برای من کهانت کند. bible_en_fa And thou shalt anoint the laver and his foot, and sanctify it. وپسرانش را نزدیک آورده، ایشان را به پیراهنهابپوشان. bible_en_fa And thou shalt bring Aaron and his sons unto the door of the tabernacle of the congregation, and wash them with water. و ایشان را مسح کن، چنانکه پدرایشان را مسح کردی تا برای من کهانت نماید. ومسح ایشان هر آینه برای کهانت ابدی در نسلهای ایشان خواهد بود.» bible_en_fa And thou shalt put upon Aaron the holy garments, and anoint him, and sanctify him; that he may minister unto me in the priest's office. پس موسی موافق آنچه خداوند او را امر فرموده بود کرد، و همچنین به عمل آورد. bible_en_fa And thou shalt bring his sons, and clothe them with coats: و واقع شد در غره ماه اول از سال دوم که مسکن برپا شد، bible_en_fa And thou shalt anoint them, as thou didst anoint their father, that they may minister unto me in the priest's office: for their anointing shall surely be an everlasting priesthood throughout their generations. و موسی مسکن را برپا نمود، وپایه هایش را بنهاد و تخته هایش را قایم کرد، وپشت بندهایش را گذاشت، و ستونهایش را برپانمود، bible_en_fa Thus did Moses: according to all that the LORD commanded him, so did he. و خیمه را بالای مسکن کشید، و پوشش خیمه را بر زبر آن گسترانید، چنانکه خداوند به موسی‌امر نموده بود. bible_en_fa And it came to pass in the first month in the second year, on the first day of the month, that the tabernacle was reared up. و شهادت را گرفته، آن رادر تابوت نهاد، و عصاها را بر تابوت گذارد، وکرسی رحمت را بالای تابوت گذاشت. bible_en_fa And Moses reared up the tabernacle, and fastened his sockets, and set up the boards thereof, and put in the bars thereof, and reared up his pillars. وتابوت را به مسکن درآورد، و حجاب ستر راآویخته، آن را پیش تابوت شهادت کشید. چنانکه خداوند به موسی‌امر فرموده بود. bible_en_fa And he spread abroad the tent over the tabernacle, and put the covering of the tent above upon it; as the LORD commanded Moses. و خوان را در خیمه اجتماع به طرف شمالی مسکن، بیرون حجاب نهاد. bible_en_fa And he took and put the testimony into the ark, and set the staves on the ark, and put the mercy seat above upon the ark: و نان را به حضور خداوند بر آن ترتیب داد، چنانکه خداوند به موسی‌امر فرموده بود. bible_en_fa And he brought the ark into the tabernacle, and set up the vail of the covering, and covered the ark of the testimony; as the LORD commanded Moses. و چراغدان را در خیمه اجتماع، مقابل خوان به طرف جنوبی مسکن نهاد. bible_en_fa And he put the table in the tent of the congregation, upon the side of the tabernacle northward, without the vail. و چراغها رابه حضور خداوند گذاشت، چنانکه خداوند به موسی‌امر فرموده بود. bible_en_fa And he set the bread in order upon it before the LORD; as the LORD had commanded Moses. و مذبح زرین را درخیمه اجتماع، پیش حجاب نهاد. bible_en_fa And he put the candlestick in the tent of the congregation, over against the table, on the side of the tabernacle southward. و بخورمعطر بر آن سوزانید، چنانکه خداوند به موسی‌امر فرموده بود. bible_en_fa And he lighted the lamps before the LORD; as the LORD commanded Moses. و پرده دروازه مسکن راآویخت. bible_en_fa And he put the golden altar in the tent of the congregation before the vail: و مذبح قربانی سوختنی را پیش دروازه مسکن خیمه اجتماع وضع کرد، و قربانی سوختنی و هدیه را بر آن گذرانید، چنانکه خداوند به موسی‌امر فرموده بود. bible_en_fa And he burnt sweet incense thereon; as the LORD commanded Moses. و حوض رادر میان خیمه اجتماع و مذبح وضع کرده، آب برای شستن در آن بریخت. bible_en_fa And he set up the hanging at the door of the tabernacle. و موسی و هارون وپسرانش دست و پای خود را در آن شستند. bible_en_fa And he put the altar of burnt offering by the door of the tabernacle of the tent of the congregation, and offered upon it the burnt offering and the meat offering; as the LORD commanded Moses. وقتی که به خیمه اجتماع داخل شدند ونزد مذبح آمدند شست و شو کردند، چنانکه خداوند به موسی‌امر فرموده بود. bible_en_fa And he set the laver between the tent of the congregation and the altar, and put water there, to wash withal. و صحن راگرداگرد مسکن و مذبح برپا نمود، و پرده دروازه صحن را آویخت. پس موسی کار را به انجام رسانید. bible_en_fa And Moses and Aaron and his sons washed their hands and their feet thereat: آنگاه ابر، خیمه اجتماع را پوشانید و جلال خداوند مسکن را پر ساخت. bible_en_fa When they went into the tent of the congregation, and when they came near unto the altar, they washed; as the LORD commanded Moses. و موسی نتوانست به خیمه اجتماع داخل شود، زیراکه ابربر آن ساکن بود، و جلال خداوند مسکن را پرساخته بود. bible_en_fa And he reared up the court round about the tabernacle and the altar, and set up the hanging of the court gate. So Moses finished the work. و چون ابر از بالای مسکن برمی خاست، بنی‌اسرائیل در همه مراحل خودکوچ می‌کردند.و هرگاه ابر برنمی خاست، تاروز برخاستن آن، نمی کوچیدند. bible_en_fa Then a cloud covered the tent of the congregation, and the glory of the LORD filled the tabernacle. و هرگاه ابر برنمی خاست، تاروز برخاستن آن، نمی کوچیدند. bible_en_fa And Moses was not able to enter into the tent of the congregation, because the cloud abode thereon, and the glory of the LORD filled the tabernacle. و خداوند موسی را خواند، و او را از خیمه اجتماع خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And when the cloud was taken up from over the tabernacle, the children of Israel went onward in all their journeys: «بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، به ایشان بگو: هرگاه کسی از شماقربانی نزد خداوند بگذراند، پس قربانی خود را ازبهایم یعنی از گاو یا از گوسفند بگذرانید. bible_en_fa But if the cloud were not taken up, then they journeyed not till the day that it was taken up. اگرقربانی او قربانی سوختنی از گاو باشد، آن را نربی عیب بگذارند، و آن را نزد در خیمه اجتماع بیاورد تا به حضور خداوند مقبول شود. bible_en_fa For the cloud of the LORD was upon the tabernacle by day, and fire was on it by night, in the sight of all the house of Israel, throughout all their journeys. و دست خود را بر سر قربانی سوختنی بگذارد، و برایش مقبول خواهد شد تا بجهت او کفاره کند. bible_en_fa And the LORD called unto Moses, and spake unto him out of the tabernacle of the congregation, saying, پس گاو را به حضور خداوند ذبح نماید، و پسران هارون کهنه خون را نزدیک بیاورند، و خون را براطراف مذبح که نزد در خیمه اجتماع است بپاشند. bible_en_fa Speak unto the children of Israel, and say unto them, If any man of you bring an offering unto the LORD, ye shall bring your offering of the cattle, even of the herd, and of the flock. و پوست قربانی سوختنی را بکند و آن را قطعه قطعه کند. bible_en_fa If his offering be a burnt sacrifice of the herd, let him offer a male without blemish: he shall offer it of his own voluntary will at the door of the tabernacle of the congregation before the LORD. و پسران هارون کاهن آتش برمذبح بگذارند، و هیزم بر آتش بچینند. bible_en_fa And he shall put his hand upon the head of the burnt offering; and it shall be accepted for him to make atonement for him. و پسران هارون کهنه قطعه‌ها و سر و پیه را بر هیزمی که برآتش روی مذبح است بچینند. bible_en_fa And he shall kill the bullock before the LORD: and the priests, Aaron's sons, shall bring the blood, and sprinkle the blood round about upon the altar that is by the door of the tabernacle of the congregation. و احشایش وپاچه هایش را به آب بشویند، و کاهن همه را برمذبح بسوزاند، برای قربانی سوختنی و هدیه آتشین و عطر خوشبو بجهت خداوند. bible_en_fa And he shall flay the burnt offering, and cut it into his pieces. و اگرقربانی او از گله باشد خواه از گوسفند خواه از بزبجهت قربانی سوختنی، آن را نر بی‌عیب بگذراند. bible_en_fa And the sons of Aaron the priest shall put fire upon the altar, and lay the wood in order upon the fire: و آن را به طرف شمالی مذبح به حضور خداوند ذبح نماید، و پسران هارون کهنه خونش را به اطراف مذبح بپاشند. bible_en_fa And the priests, Aaron's sons, shall lay the parts, the head, and the fat, in order upon the wood that is on the fire which is upon the altar: و آن را باسرش و پیه‌اش قطعه قطعه کند، و کاهن آنها را برهیزمی که بر آتش روی مذبح است بچیند. bible_en_fa But his inwards and his legs shall he wash in water: and the priest shall burn all on the altar, to be a burnt sacrifice, an offering made by fire, of a sweet savour unto the LORD. واحشایش و پاچه هایش را به آب بشوید، و کاهن همه را نزدیک بیاورد و بر مذبح بسوزاند، که آن قربانی سوختنی و هدیه آتشین و عطر خوشبوبجهت خداوند است. bible_en_fa And if his offering be of the flocks, namely, of the sheep, or of the goats, for a burnt sacrifice; he shall bring it a male without blemish. «و اگر قربانی او بجهت خداوند قربانی سوختنی از مرغان باشد، پس قربانی خود را ازفاخته‌ها یا از جوجه های کبوتر بگذراند. bible_en_fa And he shall kill it on the side of the altar northward before the LORD: and the priests, Aaron's sons, shall sprinkle his blood round about upon the altar. وکاهن آن را نزد مذبح بیاورد و سرش را بپیچد و برمذبح بسوزاند، و خونش را بر پهلوی مذبح افشرده شود. bible_en_fa And he shall cut it into his pieces, with his head and his fat: and the priest shall lay them in order on the wood that is on the fire which is upon the altar: و چینه دانش را با فضلات آن بیرون کرده، آن را بر جانب شرقی مذبح در جای خاکستر بیندازد.و آن را از میان بالهایش چاک کند و از هم جدا نکند، و کاهن آن را بر مذبح برهیزمی که بر آتش است بسوزاند، که آن قربانی سوختنی و هدیه آتشین و عطر خوشبو بجهت خداوند است. bible_en_fa But he shall wash the inwards and the legs with water: and the priest shall bring it all, and burn it upon the altar: it is a burnt sacrifice, an offering made by fire, of a sweet savour unto the LORD. و آن را از میان بالهایش چاک کند و از هم جدا نکند، و کاهن آن را بر مذبح برهیزمی که بر آتش است بسوزاند، که آن قربانی سوختنی و هدیه آتشین و عطر خوشبو بجهت خداوند است. bible_en_fa And if the burnt sacrifice for his offering to the LORD be of fowls, then he shall bring his offering of turtledoves, or of young pigeons. «و هرگاه کسی قربانی هدیه آردی بجهت خداوند بگذراند، پس قربانی او از آرد نرم باشد، و روغن بر آن بریزد و کندر بر آن بنهد. bible_en_fa And the priest shall bring it unto the altar, and wring off his head, and burn it on the altar; and the blood thereof shall be wrung out at the side of the altar: وآن را نزد پسران هارون کهنه بیاورد، و یک مشت از آن بگیرد یعنی از آرد نرمش و روغنش باتمامی کندرش و کاهن آن را برای یادگاری بسوزاند، تا هدیه آتشین و عطر خوشبو بجهت خداوند باشد. bible_en_fa And he shall pluck away his crop with his feathers, and cast it beside the altar on the east part, by the place of the ashes: و بقیه هدیه آردی از آن هارون وپسرانش باشد. این از هدایای آتشین خداوند قدس اقداس است. bible_en_fa And he shall cleave it with the wings thereof, but shall not divide it asunder: and the priest shall burn it upon the altar, upon the wood that is upon the fire: it is a burnt sacrifice, an offering made by fire, of a sweet savour unto the LORD. و هرگاه قربانی هدیه آردی پخته شده‌ای در تنور بگذرانی، پس قرصهای فطیر از آرد نرم سرشته شده به روغن، یا گرده های فطیر مالیده شده به روغن باشد. bible_en_fa And when any will offer a meat offering unto the LORD, his offering shall be of fine flour; and he shall pour oil upon it, and put frankincense thereon: و اگر قربانی توهدیه آردی بر ساج باشد، پس از آرد نرم فطیرسرشته شده به روغن باشد. bible_en_fa And he shall bring it to Aaron's sons the priests: and he shall take thereout his handful of the flour thereof, and of the oil thereof, with all the frankincense thereof; and the priest shall burn the memorial of it upon the altar, to be an offering made by fire, of a sweet savour unto the LORD: و آن را پاره پاره کرده، روغن بر آن بریز. این هدیه آردی است. bible_en_fa And the remnant of the meat offering shall be Aaron's and his sons': it is a thing most holy of the offerings of the LORD made by fire. واگر قربانی تو هدیه آردی تابه باشد از آرد نرم باروغن ساخته شود. bible_en_fa And if thou bring an oblation of a meat offering baken in the oven, it shall be unleavened cakes of fine flour mingled with oil, or unleavened wafers anointed with oil. و هدیه آردی را که از این چیزها ساخته شود نزد خداوند بیاور، و آن راپیش کاهن بگذار، و او آن را نزد مذبح خواهدآورد. bible_en_fa And if thy oblation be a meat offering baken in a pan, it shall be of fine flour unleavened, mingled with oil. و کاهن از هدیه آردی یادگاری آن رابردارد و بر مذبح بسوزاند. این هدیه آتشین و عطرخوشبو بجهت خداوند است. bible_en_fa Thou shalt part it in pieces, and pour oil thereon: it is a meat offering. و بقیه هدیه آردی از آن هارون و پسرانش باشد. این ازهدایای آتشین خداوند قدس اقداس است. bible_en_fa And if thy oblation be a meat offering baken in the fryingpan, it shall be made of fine flour with oil. «و هیچ هدیه آردی که بجهت خداوندمی گذرانید با خمیرمایه ساخته نشود، زیرا که هیچ خمیرمایه و عسل را برای هدیه آتشین بجهت خداوند نباید سوزانید. bible_en_fa And thou shalt bring the meat offering that is made of these things unto the LORD: and when it is presented unto the priest, he shall bring it unto the altar. آنها را برای قربانی نوبرها بجهت خداوند بگذرانید، لیکن برای عطر خوشبو به مذبح برنیارند. bible_en_fa And the priest shall take from the meat offering a memorial thereof, and shall burn it upon the altar: it is an offering made by fire, of a sweet savour unto the LORD. و هرقربانی هدیه آردی خود را به نمک نمکین کن، ونمک عهد خدای خود را از هدیه آردی خودبازمدار، با هر قربانی خود نمک بگذران. bible_en_fa And that which is left of the meat offering shall be Aaron's and his sons': it is a thing most holy of the offerings of the LORD made by fire. و اگرهدیه آردی نوبرها بجهت خداوند بگذرانی، پس خوشه های برشته شده به آتش، یعنی بلغورحاصل نیکو بجهت هدیه آردی نوبرهای خودبگذران. bible_en_fa No meat offering, which ye shall bring unto the LORD, shall be made with leaven: for ye shall burn no leaven, nor any honey, in any offering of the LORD made by fire. و روغن بر آن بریز و کندر بر آن بنه. این هدیه آردی است.و کاهن یادگاری آن رایعنی قدری از بلغور آن و از روغنش با تمامی کندرش بسوزاند. این هدیه آتشین بجهت خداوند است. bible_en_fa As for the oblation of the firstfruits, ye shall offer them unto the LORD: but they shall not be burnt on the altar for a sweet savour. و کاهن یادگاری آن رایعنی قدری از بلغور آن و از روغنش با تمامی کندرش بسوزاند. این هدیه آتشین بجهت خداوند است. bible_en_fa And every oblation of thy meat offering shalt thou season with salt; neither shalt thou suffer the salt of the covenant of thy God to be lacking from thy meat offering: with all thine offerings thou shalt offer salt. «و اگر قربانی او ذبیحه سلامتی باشد، اگر ازرمه بگذراند خواه نر و خواه ماده باشد، آن را بی‌عیب به حضور خداوند بگذراند. bible_en_fa And if thou offer a meat offering of thy firstfruits unto the LORD, thou shalt offer for the meat offering of thy firstfruits green ears of corn dried by the fire, even corn beaten out of full ears. و دست خود را بر سر قربانی خویش بنهد، و آن را نزد درخیمه اجتماع ذبح نماید، و پسران هارون کهنه خون را به اطراف مذبح بپاشند. bible_en_fa And thou shalt put oil upon it, and lay frankincense thereon: it is a meat offering. و از ذبیحه سلامتی، هدیه آتشین بجهت خداوند بگذراند، یعنی پیهی که احشا را می‌پوشاند و همه پیه را که بر احشاست. bible_en_fa And the priest shall burn the memorial of it, part of the beaten corn thereof, and part of the oil thereof, with all the frankincense thereof: it is an offering made by fire unto the LORD. و دو گرده و پیه که بر آنهاست که بر دو تهیگاه است، و سفیدی را که بر جگر است، با گرده‌ها جدا کند. bible_en_fa And if his oblation be a sacrifice of peace offering, if he offer it of the herd; whether it be a male or female, he shall offer it without blemish before the LORD. و پسران هارون آن را برمذبح با قربانی سوختنی بر هیزمی که بر آتش است بسوزانند. این هدیه آتشین و عطر خوشبوبجهت خداوند است. bible_en_fa And he shall lay his hand upon the head of his offering, and kill it at the door of the tabernacle of the congregation: and Aaron's sons the priests shall sprinkle the blood upon the altar round about. و اگر قربانی او برای ذبیحه سلامتی بجهت خداوند از گله باشد، آن رانر یا ماده بی‌عیب بگذراند. bible_en_fa And he shall offer of the sacrifice of the peace offering an offering made by fire unto the LORD; the fat that covereth the inwards, and all the fat that is upon the inwards, اگر بره‌ای برای قربانی خود بگذراند، آن را به حضور خداوندنزدیک بیاورد. bible_en_fa And the two kidneys, and the fat that is on them, which is by the flanks, and the caul above the liver, with the kidneys, it shall he take away. و دست خود را بر سر قربانی خود بنهد، و آن را نزد در خیمه اجتماع ذبح نماید، و پسران هارون خونش را به اطراف مذبح بپاشند. bible_en_fa And Aaron's sons shall burn it on the altar upon the burnt sacrifice, which is upon the wood that is on the fire: it is an offering made by fire, of a sweet savour unto the LORD. و از ذبیحه سلامتی هدیه آتشین بجهت خداوند بگذراند، یعنی پیه‌اش و تمامی دنبه را وآن را از نزد عصعص جدا کند، و پیهی که احشا رامی پوشاند و همه پیه را که بر احشاست. bible_en_fa And if his offering for a sacrifice of peace offering unto the LORD be of the flock; male or female, he shall offer it without blemish. و دوگرده و پیهی که بر آنهاست که بر دو تهیگاه است وسفیدی را که بر جگر است با گرده‌ها جدا کند. bible_en_fa If he offer a lamb for his offering, then shall he offer it before the LORD. و کاهن آن را بر مذبح بسوزاند. این طعام هدیه آتشین بجهت خداوند است. bible_en_fa And he shall lay his hand upon the head of his offering, and kill it before the tabernacle of the congregation: and Aaron's sons shall sprinkle the blood thereof round about upon the altar. و اگر قربانی او بز باشد پس آن را به حضور خداوند نزدیک بیاورد. bible_en_fa And he shall offer of the sacrifice of the peace offering an offering made by fire unto the LORD; the fat thereof, and the whole rump, it shall he take off hard by the backbone; and the fat that covereth the inwards, and all the fat that is upon the inwards, و دست خود را برسرش بنهد و آن را پیش خیمه اجتماع ذبح نماید. و پسران هارون خونش را به اطراف مذبح بپاشند. bible_en_fa And the two kidneys, and the fat that is upon them, which is by the flanks, and the caul above the liver, with the kidneys, it shall he take away. و قربانی خود، یعنی هدیه آتشین را، بجهت خداوند از آن بگذراند، پیهی که احشا رامی پوشاند و تمامی پیهی که بر احشاست. bible_en_fa And the priest shall burn it upon the altar: it is the food of the offering made by fire unto the LORD. و دوگرده و پیهی که بر آنهاست که بر دو تهیگاه است وسفیدی را که بر جگر است با گرده‌ها جدا کند. bible_en_fa And if his offering be a goat, then he shall offer it before the LORD. و کاهن آن را بر مذبح بسوزاند. این طعام هدیه آتشین برای عطر خوشبوست. تمامی پیه از آن خداوند است.این قانون ابدی در همه پشتهای شما در جمیع مسکنهای شما خواهد بود که هیچ خون و پیه را نخورید.» bible_en_fa And he shall lay his hand upon the head of it, and kill it before the tabernacle of the congregation: and the sons of Aaron shall sprinkle the blood thereof upon the altar round about. این قانون ابدی در همه پشتهای شما در جمیع مسکنهای شما خواهد بود که هیچ خون و پیه را نخورید.» bible_en_fa And he shall offer thereof his offering, even an offering made by fire unto the LORD; the fat that covereth the inwards, and all the fat that is upon the inwards, و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And the two kidneys, and the fat that is upon them, which is by the flanks, and the caul above the liver, with the kidneys, it shall he take away. «بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، بگو: اگرکسی سهو گناه کند، در هر کدام از نواهی خداوند که نباید کرد، و به خلاف هریک از آنهاعمل کند، bible_en_fa And the priest shall burn them upon the altar: it is the food of the offering made by fire for a sweet savour: all the fat is the LORD's. اگر کاهن که مسح شده است گناهی ورزد و قوم را مجرم سازد، پس برای گناهی که کرده است، گوساله‌ای بی‌عیب از رمه برای قربانی گناه نزد خداوند بگذراند. bible_en_fa It shall be a perpetual statute for your generations throughout all your dwellings, that ye eat neither fat nor blood. و گوساله را به درخیمه اجتماع به حضور خداوند بیاورد، و دست خود را بر سر گوساله بنهد و گوساله را به حضورخداوند ذبح نماید. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و کاهن مسح شده از خون گوساله گرفته، آن را به خیمه اجتماع درآورد. bible_en_fa Speak unto the children of Israel, saying, If a soul shall sin through ignorance against any of the commandments of the LORD concerning things which ought not to be done, and shall do against any of them: وکاهن انگشت خود را در خون فرو برد، و به حضور خداوند پیش حجاب قدس قدری ازخون را هفت مرتبه بپاشد. bible_en_fa If the priest that is anointed do sin according to the sin of the people; then let him bring for his sin, which he hath sinned, a young bullock without blemish unto the LORD for a sin offering. و کاهن قدری ازخون را بر شاخه های مذبح بخور معطر که درخیمه اجتماع است، به حضور خداوند بپاشد، و همه خون گوساله را بر بنیان مذبح قربانی سوختنی که به در خیمه اجتماع است بریزد. bible_en_fa And he shall bring the bullock unto the door of the tabernacle of the congregation before the LORD; and shall lay his hand upon the bullock's head, and kill the bullock before the LORD. وتمامی پیه گوساله قربانی گناه، یعنی پیهی که احشا را می‌پوشاند و همه پیه را که بر احشاست ازآن بردارد. bible_en_fa And the priest that is anointed shall take of the bullock's blood, and bring it to the tabernacle of the congregation: و دو گرده و پیهی که بر آنهاست که بردو تهیگاه است و سفیدی را که بر جگر است باگرده‌ها جدا کند. bible_en_fa And the priest shall dip his finger in the blood, and sprinkle of the blood seven times before the LORD, before the vail of the sanctuary. چنانکه از گاو ذبیحه سلامتی برداشته می‌شود و کاهن آنها را بر مذبح قربانی سوختنی بسوزاند. bible_en_fa And the priest shall put some of the blood upon the horns of the altar of sweet incense before the LORD, which is in the tabernacle of the congregation: and shall pour all the blood of the bullock at the bottom of the altar of the burnt offering, which is at the door of the tabernacle of the congregation. و پوست گوساله و تمامی گوشتش با سرش و پاچه هایش و احشایش وسرگینش، bible_en_fa And he shall take off from it all the fat of the bullock for the sin offering; the fat that covereth the inwards, and all the fat that is upon the inwards, یعنی تمامی گوساله را بیرون لشکرگاه در مکان پاک جایی که خاکستر رامی ریزند ببرد، و آن را بر هیزم به آتش بسوزاند. در جایی که خاکستر را می‌ریزند سوخته شود. bible_en_fa And the two kidneys, and the fat that is upon them, which is by the flanks, and the caul above the liver, with the kidneys, it shall he take away, «و هرگاه تمامی جماعت اسرائیل سهو گناه کنند و آن امر از چشمان جماعت مخفی باشد، و کاری را که نباید کرد از جمیع نواهی خداوند کرده، مجرم شده باشند. bible_en_fa As it was taken off from the bullock of the sacrifice of peace offerings: and the priest shall burn them upon the altar of the burnt offering. چون گناهی که کردند معلوم شود، آنگاه جماعت گوساله‌ای ازرمه برای قربانی گناه بگذرانند و آن را پیش خیمه اجتماع بیاورند. bible_en_fa And the skin of the bullock, and all his flesh, with his head, and with his legs, and his inwards, and his dung, و مشایخ جماعت دستهای خود را بر سر گوساله به حضور خداوند بنهند، وگوساله به حضور خداوند ذبح شود. bible_en_fa Even the whole bullock shall he carry forth without the camp unto a clean place, where the ashes are poured out, and burn him on the wood with fire: where the ashes are poured out shall he be burnt. و کاهن مسح شده، قدری از خون گوساله را به خیمه اجتماع درآورد. bible_en_fa And if the whole congregation of Israel sin through ignorance, and the thing be hid from the eyes of the assembly, and they have done somewhat against any of the commandments of the LORD concerning things which should not be done, and are guilty; و کاهن انگشت خود را درخون فروبرد و آن را به حضور خداوند پیش حجاب هفت مرتبه بپاشد. bible_en_fa When the sin, which they have sinned against it, is known, then the congregation shall offer a young bullock for the sin, and bring him before the tabernacle of the congregation. و قدری از خون رابر شاخه های مذبح که به حضور خداوند درخیمه اجتماع است بگذارد، و همه خون را بربنیان مذبح قربانی سوختنی که نزد در خیمه اجتماع است بریزد. bible_en_fa And the elders of the congregation shall lay their hands upon the head of the bullock before the LORD: and the bullock shall be killed before the LORD. و همه پیه آن را از آن برداشته، بر مذبح بسوزاند. bible_en_fa And the priest that is anointed shall bring of the bullock's blood to the tabernacle of the congregation: و با گوساله عمل نماید چنانکه با گوساله قربانی گناه عمل کرد، همچنان با این بکند و کاهن برای ایشان کفاره کند، و آمرزیده خواهند شد. bible_en_fa And the priest shall dip his finger in some of the blood, and sprinkle it seven times before the LORD, even before the vail. و گوساله را بیرون لشکرگاه برده، آن را بسوزاند چنانکه گوساله اول را سوزانید. این قربانی گناه جماعت است. bible_en_fa And he shall put some of the blood upon the horns of the altar which is before the LORD, that is in the tabernacle of the congregation, and shall pour out all the blood at the bottom of the altar of the burnt offering, which is at the door of the tabernacle of the congregation. «و هرگاه رئیس گناه کند، و کاری را که نباید کرد از جمیع نواهی یهوه خدای خود سهو بکند و مجرم شود، bible_en_fa And he shall take all his fat from him, and burn it upon the altar. چون گناهی که کرده است بر او معلوم شود، آنگاه بز نر بی‌عیب برای قربانی خود بیاورد. bible_en_fa And he shall do with the bullock as he did with the bullock for a sin offering, so shall he do with this: and the priest shall make an atonement for them, and it shall be forgiven them. و دست خود را بر سر بز بنهد وآن را در جایی که قربانی سوختنی را ذبح کنند به حضور خداوند ذبح نماید. این قربانی گناه است. bible_en_fa And he shall carry forth the bullock without the camp, and burn him as he burned the first bullock: it is a sin offering for the congregation. و کاهن قدری از خون قربانی گناه را به انگشت خود گرفته، بر شاخهای مذبح قربانی سوختنی بگذارد، و خونش را بر بنیان مذبح سوختنی بریزد. bible_en_fa When a ruler hath sinned, and done somewhat through ignorance against any of the commandments of the LORD his God concerning things which should not be done, and is guilty; و همه پیه آن را مثل پیه ذبیحه سلامتی بر مذبح بسوزاند، و کاهن برای او گناهش را کفاره خواهد کرد و آمرزیده خواهد شد. bible_en_fa Or if his sin, wherein he hath sinned, come to his knowledge; he shall bring his offering, a kid of the goats, a male without blemish: «و هرگاه کسی از اهل زمین سهو گناه ورزدو کاری را که نباید کرد از همه نواهی خداوندبکند و مجرم شود، bible_en_fa And he shall lay his hand upon the head of the goat, and kill it in the place where they kill the burnt offering before the LORD: it is a sin offering. چون گناهی که کرده است بر او معلوم شود، آنگاه برای قربانی خود بز ماده بی‌عیب بجهت گناهی که کرده است بیاورد. bible_en_fa And the priest shall take of the blood of the sin offering with his finger, and put it upon the horns of the altar of burnt offering, and shall pour out his blood at the bottom of the altar of burnt offering. ودست خود را بر سر قربانی گناه بنهد و قربانی گناه را در جای قربانی سوختنی ذبح نماید. bible_en_fa And he shall burn all his fat upon the altar, as the fat of the sacrifice of peace offerings: and the priest shall make an atonement for him as concerning his sin, and it shall be forgiven him. و کاهن قدری از خونش را به انگشت خود گرفته، آن را برشاخهای مذبح قربانی سوختنی بگذارد، و همه خونش را بر بنیان مذبح بریزد. bible_en_fa And if any one of the common people sin through ignorance, while he doeth somewhat against any of the commandments of the LORD concerning things which ought not to be done, and be guilty; و همه پیه آن راجدا کند چنانکه پیه از ذبیحه سلامتی جدامی شود، و کاهن آن را بر مذبح بسوزاند برای عطر خوشبو بجهت خداوند و کاهن برای او کفاره خواهد کرد و آمرزیده خواهد شد. bible_en_fa Or if his sin, which he hath sinned, come to his knowledge: then he shall bring his offering, a kid of the goats, a female without blemish, for his sin which he hath sinned. و اگر برای قربانی خود بره‌ای بجهت قربانی گناه بیاورد آن راماده بی‌عیب بیاورد. bible_en_fa And he shall lay his hand upon the head of the sin offering, and slay the sin offering in the place of the burnt offering. و دست خود را بر سرقربانی گناه بنهد و آن را برای قربانی گناه در جایی که قربانی سوختنی ذبح می‌شود ذبح نماید. bible_en_fa And the priest shall take of the blood thereof with his finger, and put it upon the horns of the altar of burnt offering, and shall pour out all the blood thereof at the bottom of the altar. وکاهن قدری از خون قربانی گناه را به انگشت خودگرفته، بر شاخهای مذبح قربانی سوختنی بگذاردو همه خونش را بر بنیان مذبح بریزد.و همه پیه آن را جدا کند، چنانکه پیه بره ذبیحه سلامتی جدا می‌شود، و کاهن آن را بر مذبح بر هدایای آتشین خداوند بسوزاند، و کاهن برای او بجهت گناهی که کرده است کفاره خواهد کرد و آمرزیده خواهد شد. bible_en_fa And he shall take away all the fat thereof, as the fat is taken away from off the sacrifice of peace offerings; and the priest shall burn it upon the altar for a sweet savour unto the LORD; and the priest shall make an atonement for him, and it shall be forgiven him. و همه پیه آن را جدا کند، چنانکه پیه بره ذبیحه سلامتی جدا می‌شود، و کاهن آن را بر مذبح بر هدایای آتشین خداوند بسوزاند، و کاهن برای او بجهت گناهی که کرده است کفاره خواهد کرد و آمرزیده خواهد شد. bible_en_fa And if he bring a lamb for a sin offering, he shall bring it a female without blemish. بشنود، و او شاهد باشد خواه دیده و خواه دانسته، اگر اطلاع ندهد گناه او را متحمل خواهدبود. bible_en_fa And he shall lay his hand upon the head of the sin offering, and slay it for a sin offering in the place where they kill the burnt offering یا کسی‌که هر چیز نجس را لمس کند، خواه لاش وحش نجس، خواه لاش بهیمه نجس، خواه لاش حشرات نجس، و از او مخفی باشد، پس نجس و مجرم می‌باشد. bible_en_fa And the priest shall take of the blood of the sin offering with his finger, and put it upon the horns of the altar of burnt offering, and shall pour out all the blood thereof at the bottom of the altar: یا اگر نجاست آدمی را لمس کند، از هر نجاست او که به آن نجس می‌شود، و از وی مخفی باشد، چون معلوم شد آنگاه مجرم خواهد بود. bible_en_fa And he shall take away all the fat thereof, as the fat of the lamb is taken away from the sacrifice of the peace offerings; and the priest shall burn them upon the altar, according to the offerings made by fire unto the LORD: and the priest shall make an atonement for his sin that he hath committed, and it shall be forgiven him. و اگر کسی غفلت به لبهای خود قسم خورد برای کردن کار بد یا کارنیک، یعنی در هر چیزی که آدمی غفلت قسم خورد، و از او مخفی باشد، چون بر او معلوم شودآنگاه در هر کدام که باشد مجرم خواهد بود. bible_en_fa And if a soul sin, and hear the voice of swearing, and is a witness, whether he hath seen or known of it; if he do not utter it, then he shall bear his iniquity. وچون در هر کدام از اینها مجرم شد، آنگاه به آن چیزی که در آن گناه کرده است اعتراف بنماید. bible_en_fa Or if a soul touch any unclean thing, whether it be a carcase of an unclean beast, or a carcase of unclean cattle, or the carcase of unclean creeping things, and if it be hidden from him; he also shall be unclean, and guilty. و قربانی جرم خود را برای گناهی که کرده است نزد خداوند بیاورد، یعنی ماده‌ای از گله بره‌ای یابزی بجهت قربانی گناه، و کاهن برای وی گناهش را کفاره خواهد کرد. bible_en_fa Or if he touch the uncleanness of man, whatsoever uncleanness it be that a man shall be defiled withal, and it be hid from him; when he knoweth of it, then he shall be guilty. و اگر دست او به قیمت بره نرسد، پس قربانی جرم خود را برای گناهی که کرده است دو فاخته یا دو جوجه کبوتر نزدخداوند بیاورد، یکی برای قربانی گناه و دیگری برای قربانی سوختنی. bible_en_fa Or if a soul swear, pronouncing with his lips to do evil, or to do good, whatsoever it be that a man shall pronounce with an oath, and it be hid from him; when he knoweth of it, then he shall be guilty in one of these. و آنها را نزد کاهن بیاورد، و او آن را که برای قربانی گناه است اول بگذراند وسرش را از گردنش بکند و آن را دو پاره نکند، bible_en_fa And it shall be, when he shall be guilty in one of these things, that he shall confess that he hath sinned in that thing: وقدری از خون قربانی گناه را بر پهلوی مذبح بپاشد، و باقی خون بر بنیان مذبح افشرده شود. این قربانی گناه است. bible_en_fa And he shall bring his trespass offering unto the LORD for his sin which he hath sinned, a female from the flock, a lamb or a kid of the goats, for a sin offering; and the priest shall make an atonement for him concerning his sin. و دیگری را برای قربانی سوختنی موافق قانون بگذراند، و کاهن برای وی گناهش را که کرده است کفاره خواهد کرد وآمرزیده خواهدشد. bible_en_fa And if he be not able to bring a lamb, then he shall bring for his trespass, which he hath committed, two turtledoves, or two young pigeons, unto the LORD; one for a sin offering, and the other for a burnt offering. و اگر دستش به دو فاخته یا دو جوجه کبوتر نرسد، آنگاه قربانی خود رابرای گناهی که کرده است ده‌یک ایفه آرد نرم بجهت قربانی گناه بیاورد، و روغن برآن ننهد وکندر برآن نگذارد زیرا قربانی گناه است. bible_en_fa And he shall bring them unto the priest, who shall offer that which is for the sin offering first, and wring off his head from his neck, but shall not divide it asunder: و آن را نزد کاهن بیاورد و کاهن یک مشت از آن را برای یادگاری گرفته، بر هدایای آتشین خداوند برمذبح بسوزاند. این قربانی گناه است. bible_en_fa And he shall sprinkle of the blood of the sin offering upon the side of the altar; and the rest of the blood shall be wrung out at the bottom of the altar: it is a sin offering. و کاهن برای وی گناهش را که در هرکدام از اینها کرده است کفاره خواهد کرد، و آمرزیده خواهد شد، ومثل هدیه آردی از آن کاهن خواهد بود.» bible_en_fa And he shall offer the second for a burnt offering, according to the manner: and the priest shall make an atonement for him for his sin which he hath sinned, and it shall be forgiven him. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa But if he be not able to bring two turtledoves, or two young pigeons, then he that sinned shall bring for his offering the tenth part of an ephah of fine flour for a sin offering; he shall put no oil upon it, neither shall he put any frankincense thereon: for it is a sin offering. «اگر کسی خیانت ورزد، و درباره چیزهای مقدس خداوند سهو گناه کند، آنگاه قربانی جرم خود را قوچی بی‌عیب از گله نزد خداوند موافق برآورد، وبه مثقالهای نقره مطابق مثقال قدس بیاورد، واین قربانی جرم است. bible_en_fa Then shall he bring it to the priest, and the priest shall take his handful of it, even a memorial thereof, and burn it on the altar, according to the offerings made by fire unto the LORD: it is a sin offering. وبه عوض نقصانی که در چیز مقدس رسانیده است عوض بدهد، و پنج یک بر آن اضافه کرده، و آن را به کاهن بدهد و کاهن برای وی به قوچ قربانی جرم کفاره خواهد کرد، و آمرزیده خواهد شد. bible_en_fa And the priest shall make an atonement for him as touching his sin that he hath sinned in one of these, and it shall be forgiven him: and the remnant shall be the priest's, as a meat offering. واگر کسی گناه کند و کاری از جمیع نواهی خداوند که نباید کرد بکند، و آن را نداند، پس مجرم است و متحمل گناه خود خواهد بود. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, وقوچی بی‌عیب از گله موافق برآورد و نزد کاهن بیاورد، و کاهن برای وی غفلت او را که کرده است کفاره خواهد کرد، و آمرزیده خواهد شد.این قربانی جرم است البته نزد خداوند مجرم می‌باشد.» bible_en_fa If a soul commit a trespass, and sin through ignorance, in the holy things of the LORD; then he shall bring for his trespass unto the LORD a ram without blemish out of the flocks, with thy estimation by shekels of silver, after the shekel of the sanctuary, for a trespass offering: این قربانی جرم است البته نزد خداوند مجرم می‌باشد.» bible_en_fa And he shall make amends for the harm that he hath done in the holy thing, and shall add the fifth part thereto, and give it unto the priest: and the priest shall make an atonement for him with the ram of the trespass offering, and it shall be forgiven him. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And if a soul sin, and commit any of these things which are forbidden to be done by the commandments of the LORD; though he wist it not, yet is he guilty, and shall bear his iniquity. «اگر کسی گناه کند، و خیانت به خداوندورزد، و به همسایه خود دروغ گوید، درباره امانت یا رهن یا چیز دزدیده شده، یا مال همسایه خود را غصب نماید، bible_en_fa And he shall bring a ram without blemish out of the flock, with thy estimation, for a trespass offering, unto the priest: and the priest shall make an atonement for him concerning his ignorance wherein he erred and wist it not, and it shall be forgiven him. یا چیز گمشده را یافته، درباره آن دروغ گوید، و قسم دروغ بخورد، در هرکدام از کارهایی که شخصی در آنها گناه کند. bible_en_fa It is a trespass offering: he hath certainly trespassed against the LORD. پس چون گناه ورزیده، مجرم شود، آنچه را که دزدیده یا آنچه را غصب نموده یا آنچه نزد او به امانت سپرده شده یا آن چیز گم شده را که یافته است، رد بنماید. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, یا هر‌آنچه را که درباره آن قسم دروغ خورده، هم اصل مال را رد بنماید، وهم پنج یک آن را برآن اضافه کرده، آن را به مالکش بدهد، در روزی که جرم او ثابت شده باشد. bible_en_fa If a soul sin, and commit a trespass against the LORD, and lie unto his neighbour in that which was delivered him to keep, or in fellowship, or in a thing taken away by violence, or hath deceived his neighbour; و قربانی جرم خود را نزد خداوند بیاورد، یعنی قوچ بی‌عیب از گله موافق برآورد تو برای قربانی جرم نزد کاهن. bible_en_fa Or have found that which was lost, and lieth concerning it, and sweareth falsely; in any of all these that a man doeth, sinning therein: و کاهن برای وی به حضور خداوند کفاره خواهد کرد و آمرزیده خواهد شد، از هر کاری که کرده، و در آن مجرم شده است.» bible_en_fa Then it shall be, because he hath sinned, and is guilty, that he shall restore that which he took violently away, or the thing which he hath deceitfully gotten, or that which was delivered him to keep, or the lost thing which he found, و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa Or all that about which he hath sworn falsely; he shall even restore it in the principal, and shall add the fifth part more thereto, and give it unto him to whom it appertaineth, in the day of his trespass offering. «هارون و پسرانش را امر فرموده، بگو: این است قانون قربانی سوختنی: که قربانی سوختنی تمامی شب تا صبح بر آتشدان مذبح باشد، و آتش مذبح بر آن افروخته بماند. bible_en_fa And he shall bring his trespass offering unto the LORD, a ram without blemish out of the flock, with thy estimation, for a trespass offering, unto the priest: و کاهن لباس کتان خود رابپوشد، و زیرجامه کتان بر بدن خود بپوشد، وخاکستر قربانی سوختنی را که بر مذبح به آتش سوخته شده، بردارد و آن را به یک طرف مذبح بگذارد. bible_en_fa And the priest shall make an atonement for him before the LORD: and it shall be forgiven him for any thing of all that he hath done in trespassing therein. و لباس خود را بیرون کرده، لباس دیگر بپوشد، و خاکستر را بیرون لشکرگاه به‌جای پاک ببرد. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و آتشی که بر مذبح است افروخته باشد، و خاموش نشود و هر بامداد کاهن هیزم برآن بسوزاند، و قربانی سوختنی را بر آن مرتب سازد، و پیه ذبیحه سلامتی را بر آن بسوزاند، bible_en_fa Command Aaron and his sons, saying, This is the law of the burnt offering: It is the burnt offering, because of the burning upon the altar all night unto the morning, and the fire of the altar shall be burning in it. وآتش بر مذبح پیوسته افروخته باشد، و خاموش نشود. bible_en_fa And the priest shall put on his linen garment, and his linen breeches shall he put upon his flesh, and take up the ashes which the fire hath consumed with the burnt offering on the altar, and he shall put them beside the altar. «و این است قانون هدیه آردی: پسران هارون آن را به حضور خداوند بر مذبح بگذرانند. bible_en_fa And he shall put off his garments, and put on other garments, and carry forth the ashes without the camp unto a clean place. و از آن یک مشت از آرد نرم هدیه آردی و ازروغنش با تمامی کندر که بر هدیه آردی است بردارد، و بر مذبح بسوزاند، برای عطر خوشبو ویادگاری آن نزد خداوند. bible_en_fa And the fire upon the altar shall be burning in it; it shall not be put out: and the priest shall burn wood on it every morning, and lay the burnt offering in order upon it; and he shall burn thereon the fat of the peace offerings. و باقی آن را هارون و پسرانش بخورند. بی‌خمیرمایه در مکان قدس خورده شود، در صحن خیمه اجتماع آن رابخورند. bible_en_fa The fire shall ever be burning upon the altar; it shall never go out. با خمیرمایه پخته نشود، آن را ازهدایای آتشین برای قسمت ایشان داده‌ام، این قدس اقداس است مثل قربانی گناه و مثل قربانی جرم. bible_en_fa And this is the law of the meat offering: the sons of Aaron shall offer it before the LORD, before the altar. جمیع ذکوران از پسران هارون آن رابخورند. این فریضه ابدی در نسلهای شما ازهدایای آتشین خداوند است، هر‌که آنها را لمس کند مقدس خواهد بود.» bible_en_fa And he shall take of it his handful, of the flour of the meat offering, and of the oil thereof, and all the frankincense which is upon the meat offering, and shall burn it upon the altar for a sweet savour, even the memorial of it, unto the LORD. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And the remainder thereof shall Aaron and his sons eat: with unleavened bread shall it be eaten in the holy place; in the court of the tabernacle of the congregation they shall eat it. «این است قربانی هارون و پسرانش که در روزمسح کردن او نزد خداوند بگذرانند، ده‌یک ایفه آرد نرم برای هدیه آردی دائمی، نصفش در صبح و نصفش در شام، bible_en_fa It shall not be baken with leaven. I have given it unto them for their portion of my offerings made by fire; it is most holy, as is the sin offering, and as the trespass offering. و بر ساج با روغن ساخته شود و چون آمیخته شد آن را بیاور و آن را به پاره های برشته شده برای هدیه آردی بجهت عطر خوشبو نزد خداوند بگذران. bible_en_fa All the males among the children of Aaron shall eat of it. It shall be a statute for ever in your generations concerning the offerings of the LORD made by fire: every one that toucheth them shall be holy. و کاهن مسح شده که از پسرانش در جای او خواهد بودآن را بگذراند. این است فریضه ابدی که تمامش نزد خداوند سوخته شود. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و هر هدیه آردی کاهن تمام سوخته شود و خورده نشود.» bible_en_fa This is the offering of Aaron and of his sons, which they shall offer unto the LORD in the day when he is anointed; the tenth part of an ephah of fine flour for a meat offering perpetual, half of it in the morning, and half thereof at night. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa In a pan it shall be made with oil; and when it is baken, thou shalt bring it in: and the baken pieces of the meat offering shalt thou offer for a sweet savour unto the LORD. «هارون و پسرانش را خطاب کرده، بگو: این است قانون قربانی گناه، در جایی که قربانی سوختنی ذبح می‌شود، قربانی گناه نیز به حضورخداوند ذبح شود. این قدس اقداس است. bible_en_fa And the priest of his sons that is anointed in his stead shall offer it: it is a statute for ever unto the LORD, it shall be wholly burnt. وکاهنی که آن را برای گناه می‌گذراند آن را بخورد، در مکان مقدس، در صحن خیمه اجتماع خورده شود. bible_en_fa For every meat offering for the priest shall be wholly burnt: it shall not be eaten. هر‌که گوشتش را لمس کند مقدس شود، و اگر خونش بر جامه‌ای پاشیده شود آنچه را که بر آن پاشیده شده است در مکان مقدس بشوی. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و ظرف سفالین که در آن پخته شود شکسته شود و اگر در ظرف مسین پخته شود زدوده، و به آب شسته شود. bible_en_fa Speak unto Aaron and to his sons, saying, This is the law of the sin offering: In the place where the burnt offering is killed shall the sin offering be killed before the LORD: it is most holy. و هر ذکوری از کاهنان آن رابخورد، این قدس اقداس است.و هیچ قربانی گناه که از خون آن به خیمه اجتماع درآورده شودتا در قدس کفاره نماید خورده نشود، به آتش سوخته شود. bible_en_fa The priest that offereth it for sin shall eat it: in the holy place shall it be eaten, in the court of the tabernacle of the congregation. و هیچ قربانی گناه که از خون آن به خیمه اجتماع درآورده شودتا در قدس کفاره نماید خورده نشود، به آتش سوخته شود. bible_en_fa Whatsoever shall touch the flesh thereof shall be holy: and when there is sprinkled of the blood thereof upon any garment, thou shalt wash that whereon it was sprinkled in the holy place. «و این است قانون قربانی جرم؛ این اقدس اقداس است. bible_en_fa But the earthen vessel wherein it is sodden shall be broken: and if it be sodden in a brasen pot, it shall be both scoured, and rinsed in water. در جایی که قربانی سوختنی را ذبح کنند، قربانی جرم را نیز ذبح بکنند، و خونش را به اطراف مذبح بپاشند. bible_en_fa All the males among the priests shall eat thereof: it is most holy. و ازآن همه پیه‌اش را بگذراند، دنبه و پیه که احشا رامی پوشاند. bible_en_fa And no sin offering, whereof any of the blood is brought into the tabernacle of the congregation to reconcile withal in the holy place, shall be eaten: it shall be burnt in the fire. و دو گرده و پیهی که بر آنهاست که بر دو تهیگاه است، و سفیدی را که بر جگر است، با گرده‌ها جدا کند. bible_en_fa Likewise this is the law of the trespass offering: it is most holy. و کاهن آنها را برای هدیه آتشین بجهت خداوند بسوزاند. این قربانی جرم است. bible_en_fa In the place where they kill the burnt offering shall they kill the trespass offering: and the blood thereof shall he sprinkle round about upon the altar. و هر ذکوری از کاهنان آن را بخورد، درمکان مقدس خورده شود. این قدس اقداس است. bible_en_fa And he shall offer of it all the fat thereof; the rump, and the fat that covereth the inwards, «قربانی جرم مانند قربانی گناه است. آنها رایک قانون است. کاهنی که به آن کفاره کند از آن اوخواهد بود. bible_en_fa And the two kidneys, and the fat that is on them, which is by the flanks, and the caul that is above the liver, with the kidneys, it shall he take away: و کاهنی که قربانی سوختنی کسی را گذراند، آن کاهن پوست قربانی سوختنی را که گذرانید برای خود نگه دارد. bible_en_fa And the priest shall burn them upon the altar for an offering made by fire unto the LORD: it is a trespass offering. و هر هدیه آردی که در تنور پخته شود و هر‌چه بر تابه یا ساج ساخته شود از آن کاهن که آن راگذرانید خواهد بود. bible_en_fa Every male among the priests shall eat thereof: it shall be eaten in the holy place: it is most holy. و هر هدیه آردی، خواه به روغن سرشته شده، خواه خشک، از آن همه پسران هارون بی‌تفاوت یکدیگر خواهدبود. bible_en_fa As the sin offering is, so is the trespass offering: there is one law for them: the priest that maketh atonement therewith shall have it. «و این است قانون ذبیحه سلامتی که کسی نزد خداوند بگذراند. bible_en_fa And the priest that offereth any man's burnt offering, even the priest shall have to himself the skin of the burnt offering which he hath offered. اگر آن را برای تشکربگذراند پس با ذبیحه تشکر، قرصهای فطیرسرشته شده به روغن، و نازکهای فطیر مالیده شده به روغن، و از آرد نرم آمیخته شده، قرصهای سرشته شده به روغن را بگذراند. bible_en_fa And all the meat offering that is baken in the oven, and all that is dressed in the fryingpan, and in the pan, shall be the priest's that offereth it. با قرصهای نان خمیر مایه دار قربانی خود را همراه ذبیحه تشکر سلامتی خود بگذراند. bible_en_fa And every meat offering, mingled with oil, and dry, shall all the sons of Aaron have, one as much as another. و از آن از هرقربانی یکی را برای هدیه افراشتنی نزد خداوندبگذراند، و از آن آن کاهن که خون ذبیحه سلامتی را می‌پاشد خواهد بود. bible_en_fa And this is the law of the sacrifice of peace offerings, which he shall offer unto the LORD. و گوشت ذبیحه تشکرسلامتی او در روز قربانی وی خورده شود، چیزی از آن را تا صبح نگذارد. bible_en_fa If he offer it for a thanksgiving, then he shall offer with the sacrifice of thanksgiving unleavened cakes mingled with oil, and unleavened wafers anointed with oil, and cakes mingled with oil, of fine flour, fried. و اگر ذبیحه قربانی او نذری یا تبرعی باشد، در روزی که ذبیحه خود را می‌گذراند خورده شود، و باقی آن در فردای آن روز خورده شود. bible_en_fa Besides the cakes, he shall offer for his offering leavened bread with the sacrifice of thanksgiving of his peace offerings. و باقی گوشت ذبیحه در روز سوم به آتش سوخته شود. bible_en_fa And of it he shall offer one out of the whole oblation for an heave offering unto the LORD, and it shall be the priest's that sprinkleth the blood of the peace offerings. و اگرچیزی از گوشت ذبیحه سلامتی او در روز سوم خورده شود مقبول نخواهد شد و برای کسی‌که آن را گذرانید محسوب نخواهد شد، نجس خواهد بود. و کسی‌که آن را بخورد گناه خود رامتحمل خواهد شد. bible_en_fa And the flesh of the sacrifice of his peace offerings for thanksgiving shall be eaten the same day that it is offered; he shall not leave any of it until the morning. و گوشتی که به هر چیزنجس برخورد، خورده نشود، به آتش سوخته شود، و هر‌که طاهر باشد از آن گوشت بخورد. bible_en_fa But if the sacrifice of his offering be a vow, or a voluntary offering, it shall be eaten the same day that he offereth his sacrifice: and on the morrow also the remainder of it shall be eaten: لیکن کسی‌که از گوشت ذبیحه سلامتی که برای خداوند است بخورد و نجاست او بر اوباشد، آن کس از قوم خود منقطع خواهد شد. bible_en_fa But the remainder of the flesh of the sacrifice on the third day shall be burnt with fire. وکسی‌که هر چیز نجس را خواه نجاست آدمی، خواه بهیمه نجس، خواه هر چیز مکروه نجس رالمس کند، و از گوشت ذبیحه سلامتی که برای خداوند است بخورد، آن کس از قوم خود منقطع خواهد شد.» bible_en_fa And if any of the flesh of the sacrifice of his peace offerings be eaten at all on the third day, it shall not be accepted, neither shall it be imputed unto him that offereth it: it shall be an abomination, and the soul that eateth of it shall bear his iniquity. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And the flesh that toucheth any unclean thing shall not be eaten; it shall be burnt with fire: and as for the flesh, all that be clean shall eat thereof. «بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، بگو: هیچ پیه گاوو گوسفند و بز را مخورید. bible_en_fa But the soul that eateth of the flesh of the sacrifice of peace offerings, that pertain unto the LORD, having his uncleanness upon him, even that soul shall be cut off from his people. اما پیه مردار و پیه حیوان دریده شده برای هر کار استعمال می‌شود، لیکن هرگز خورده نشود. bible_en_fa Moreover the soul that shall touch any unclean thing, as the uncleanness of man, or any unclean beast, or any abominable unclean thing, and eat of the flesh of the sacrifice of peace offerings, which pertain unto the LORD, even that soul shall be cut off from his people. زیرا هر‌که پیه جانوری که از آن هدیه آتشین برای خداوندمی گذرانند بخورد، آن کس که خورد، از قوم خودمنقطع شود. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و هیچ خون را خواه از مرغ خواه از بهایم در همه مسکنهای خود مخورید. bible_en_fa Speak unto the children of Israel, saying, Ye shall eat no manner of fat, of ox, or of sheep, or of goat. هرکسی‌که از هر قسم خون بخورد، آن کس از قوم خود منقطع خواهد شد.» bible_en_fa And the fat of the beast that dieth of itself, and the fat of that which is torn with beasts, may be used in any other use: but ye shall in no wise eat of it. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa For whosoever eateth the fat of the beast, of which men offer an offering made by fire unto the LORD, even the soul that eateth it shall be cut off from his people. «بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، بگو: هر‌که ذبیحه سلامتی خود را برای خداوند بگذراند، قربانی خود را از ذبیحه سلامتی خود نزد خداوندبیاورد. bible_en_fa Moreover ye shall eat no manner of blood, whether it be of fowl or of beast, in any of your dwellings. به‌دستهای خود هدایای آتشین خداوند را بیاورد، پیه را با سینه بیاورد تا سینه بجهت هدیه جنبانیدنی به حضور خداوندجنبانیده شود. bible_en_fa Whatsoever soul it be that eateth any manner of blood, even that soul shall be cut off from his people. و کاهن پیه را بر مذبح بسوزاند، و سینه از آن هارون و پسرانش خواهد بود. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, وران راست را برای هدیه افراشتنی از ذبایح سلامتی خود به کاهن بدهید. bible_en_fa Speak unto the children of Israel, saying, He that offereth the sacrifice of his peace offerings unto the LORD shall bring his oblation unto the LORD of the sacrifice of his peace offerings. آن کس از پسران هارون که خون ذبیحه سلامتی وپیه را گذرانید، ران راست حصه وی خواهد بود. bible_en_fa His own hands shall bring the offerings of the LORD made by fire, the fat with the breast, it shall he bring, that the breast may be waved for a wave offering before the LORD. زیرا سینه جنبانیدنی و ران افراشتنی را از بنی‌اسرائیل از ذبایح سلامتی ایشان گرفتم، و آنها را به هارون کاهن و پسرانش به فریضه ابدی از جانب بنی‌اسرائیل دادم.» bible_en_fa And the priest shall burn the fat upon the altar: but the breast shall be Aaron's and his sons'. این است حصه مسح هارون و حصه مسح پسرانش از هدایای آتشین خداوند، در روزی که ایشان را نزدیک آورد تابرای خداوند کهانت کنند. bible_en_fa And the right shoulder shall ye give unto the priest for an heave offering of the sacrifices of your peace offerings. که خداوند امرفرمود که به ایشان داده شود، در روزی که ایشان را از میان بنی‌اسرائیل مسح کرد، این فریضه ابدی در نسلهای ایشان است. bible_en_fa He among the sons of Aaron, that offereth the blood of the peace offerings, and the fat, shall have the right shoulder for his part. این است قانون قربانی سوختنی و هدیه آردی و قربانی گناه و قربانی جرم و قربانی تقدیس و ذبیحه سلامتی،که خداوند به موسی در کوه سینا امر فرموده بود، درروزی که بنی‌اسرائیل را مامور فرمود تاقربانی های خود را نزد خداوند بگذرانند درصحرای سینا. bible_en_fa For the wave breast and the heave shoulder have I taken of the children of Israel from off the sacrifices of their peace offerings, and have given them unto Aaron the priest and unto his sons by a statute for ever from among the children of Israel. که خداوند به موسی در کوه سینا امر فرموده بود، درروزی که بنی‌اسرائیل را مامور فرمود تاقربانی های خود را نزد خداوند بگذرانند درصحرای سینا. bible_en_fa This is the portion of the anointing of Aaron, and of the anointing of his sons, out of the offerings of the LORD made by fire, in the day when he presented them to minister unto the LORD in the priest's office; و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa Which the LORD commanded to be given them of the children of Israel, in the day that he anointed them, by a statute for ever throughout their generations. «هارون و پسرانش را با او و رختها وروغن مسح و گوساله قربانی گناه و دو قوچ وسبدنان فطیر را بگیر. bible_en_fa This is the law of the burnt offering, of the meat offering, and of the sin offering, and of the trespass offering, and of the consecrations, and of the sacrifice of the peace offerings; و تمامی جماعت را به درخیمه اجتماع جمع کن.» bible_en_fa Which the LORD commanded Moses in mount Sinai, in the day that he commanded the children of Israel to offer their oblations unto the LORD, in the wilderness of Sinai. پس موسی چنانکه خداوند به وی امر فرموده بود به عمل آورد، وجماعت به در خیمه اجتماع جمع شدند. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, وموسی به جماعت گفت: «این است آنچه خداوندفرموده است که کرده شود.» bible_en_fa Take Aaron and his sons with him, and the garments, and the anointing oil, and a bullock for the sin offering, and two rams, and a basket of unleavened bread; پس موسی هارون و پسرانش را نزدیک آورد، و ایشان را به آب غسل داد. bible_en_fa And gather thou all the congregation together unto the door of the tabernacle of the congregation. و پیراهن را بر او پوشانید و کمربند رابر او بست، و او را به ردا ملبس ساخت، و ایفود رابر او گذاشت و زنار ایفود را بر او بسته، آن را بر وی استوار ساخت bible_en_fa And Moses did as the LORD commanded him; and the assembly was gathered together unto the door of the tabernacle of the congregation. و سینه بند را بر او گذاشت واوریم و تمیم را در سینه بند گذارد. bible_en_fa And Moses said unto the congregation, This is the thing which the LORD commanded to be done. و عمامه را برسرش نهاد، و بر عمامه در‌پیش آن تنکه زرین، یعنی افسر مقدس را نهاد، چنانکه خداوند موسی را امر فرموده بود. bible_en_fa And Moses brought Aaron and his sons, and washed them with water. و موسی روغن مسح را گرفته، مسکن وآنچه را که در آن بود مسح کرده، آنها را تقدیس نمود. bible_en_fa And he put upon him the coat, and girded him with the girdle, and clothed him with the robe, and put the ephod upon him, and he girded him with the curious girdle of the ephod, and bound it unto him therewith. و قدری از آن را بر مذبح هفت مرتبه پاشید، و مذبح و همه اسبابش و حوض و پایه‌اش را مسح کرد، تا آنها را تقدیس نماید. bible_en_fa And he put the breastplate upon him: also he put in the breastplate the Urim and the Thummim. و قدری از روغن مسح را بر سر هارون ریخته، او را مسح کرد تا او را تقدیس نماید. bible_en_fa And he put the mitre upon his head; also upon the mitre, even upon his forefront, did he put the golden plate, the holy crown; as the LORD commanded Moses. و موسی پسران هارون را نزدیک آورده، بر ایشان پیراهنها راپوشانید و کمربندها را بر ایشان بست و کلاهها رابر ایشان نهاد، چنانکه خداوند موسی را امرفرموده بود. bible_en_fa And Moses took the anointing oil, and anointed the tabernacle and all that was therein, and sanctified them. پس گوساله قربانی گناه را آورد، و هارون وپسرانش دستهای خود را بر سر گوساله قربانی گناه نهادند. bible_en_fa And he sprinkled thereof upon the altar seven times, and anointed the altar and all his vessels, both the laver and his foot, to sanctify them. و آن را ذبح کرد، و موسی خون راگرفته، بر شاخهای مذبح به هر طرف به انگشت خود مالید، و مذبح را طاهر ساخت، و خون را بربنیان مذبح ریخته، آن را تقدیس نمود تا برایش کفاره نماید. bible_en_fa And he poured of the anointing oil upon Aaron's head, and anointed him, to sanctify him. و همه پیه را که بر احشا بود وسفیدی جگر و دو گرده و پیه آنها را گرفت، وموسی آنها را بر مذبح سوزانید bible_en_fa And Moses brought Aaron's sons, and put coats upon them, and girded them with girdles, and put bonnets upon them; as the LORD commanded Moses. و گوساله وپوستش و گوشتش و سرگینش را بیرون ازلشکرگاه به آتش سوزانید، چنانکه خداوندموسی را امر فرموده بود. bible_en_fa And he brought the bullock for the sin offering: and Aaron and his sons laid their hands upon the head of the bullock for the sin offering. پس قوچ قربانی سوختنی را نزدیک آورد، و هارون و پسرانش دستهای خود را بر سر قوچ نهادند. bible_en_fa And he slew it; and Moses took the blood, and put it upon the horns of the altar round about with his finger, and purified the altar, and poured the blood at the bottom of the altar, and sanctified it, to make reconciliation upon it. و آن را ذبح کرد، و موسی خون را به اطراف مذبح پاشید. bible_en_fa And he took all the fat that was upon the inwards, and caul above the liver, and the two kidneys, and their fat, and Moses burned it upon the altar. وقوچ را قطعه قطعه کرد، و موسی سر و قطعه‌ها و چربی را سوزانید. bible_en_fa But the bullock, and his hide, his flesh, and his dung, he burnt with fire without the camp; as the LORD commanded Moses. و احشا و پاچه‌ها را به آب شست و موسی تمامی قوچ را بر مذبح سوزانید. bible_en_fa And he brought the ram for the burnt offering: and Aaron and his sons laid their hands upon the head of the ram. پس قوچ دیگر یعنی قوچ تخصیص را نزدیک آورد، و هارون وپسرانش دستهای خود را بر سر قوچ نهادند. bible_en_fa And he killed it; and Moses sprinkled the blood upon the altar round about. وآن را ذبح کرد، و موسی قدری از خونش را گرفته، بر نرمه گوش راست هارون و بر شست دست راست او، و بر شست پای راست او مالید. bible_en_fa And he cut the ram into pieces; and Moses burnt the head, and the pieces, and the fat. وپسران هارون را نزدیک آورد، و موسی قدری ازخون را بر نرمه گوش راست ایشان، و بر شست دست راست ایشان، و بر شست پای راست ایشان مالید، و موسی خون را به اطراف مذبح پاشید. bible_en_fa And he washed the inwards and the legs in water; and Moses burnt the whole ram upon the altar: it was a burnt sacrifice for a sweet savour, and an offering made by fire unto the LORD; as the LORD commanded Moses. و پیه و دنبه و همه پیه را که بر احشاست، وسفیدی جگر و دو گرده و پیه آنها و ران راست راگرفت. bible_en_fa And he brought the other ram, the ram of consecration: and Aaron and his sons laid their hands upon the head of the ram. و از سبد نان فطیر که به حضور خداوندبود، یک قرص فطیر و یک قرص نان روغنی ویک نازک گرفت، و آنها را بر پیه و بر ران راست نهاد. bible_en_fa And he slew it; and Moses took of the blood of it, and put it upon the tip of Aaron's right ear, and upon the thumb of his right hand, and upon the great toe of his right foot. و همه را بر دست هارون و بر دستهای پسرانش نهاد. و آنها را برای هدیه جنبانیدنی به حضور خداوند بجنبانید. bible_en_fa And he brought Aaron's sons, and Moses put of the blood upon the tip of their right ear, and upon the thumbs of their right hands, and upon the great toes of their right feet: and Moses sprinkled the blood upon the altar round about. و موسی آنها را ازدستهای ایشان گرفته، بر مذبح بالای قربانی سوختنی سوزانید. این هدیه تخصیص برای عطرخوشبو و قربانی آتشین بجهت خداوند بود. bible_en_fa And he took the fat, and the rump, and all the fat that was upon the inwards, and the caul above the liver, and the two kidneys, and their fat, and the right shoulder: وموسی سینه را گرفته، آن را به حضور خداوندبرای هدیه جنبانیدنی جنبانید، و از قوچ تخصیص، این حصه موسی بود چنانکه خداوندموسی را امر فرموده بود. bible_en_fa And out of the basket of unleavened bread, that was before the LORD, he took one unleavened cake, and a cake of oiled bread, and one wafer, and put them on the fat, and upon the right shoulder: و موسی قدری از روغن مسح و از خونی که بر مذبح بود گرفته، آن را بر هارون و رختهایش و بر پسرانش و رختهای پسرانش با وی پاشید، و هارون و رختهایش و پسرانش و رختهای پسرانش را با وی تقدیس نمود. bible_en_fa And he put all upon Aaron's hands, and upon his sons' hands, and waved them for a wave offering before the LORD. و موسی هارون و پسرانش را گفت: «گوشت را نزد درخیمه اجتماع بپزید و آن را با نانی که در سبدتخصیص است در آنجا بخورید، چنانکه امرفرموده، گفتم که هارون و پسرانش آن را بخورند. bible_en_fa And Moses took them from off their hands, and burnt them on the altar upon the burnt offering: they were consecrations for a sweet savour: it is an offering made by fire unto the LORD. و باقی گوشت و نان را به آتش بسوزانید. bible_en_fa And Moses took the breast, and waved it for a wave offering before the LORD: for of the ram of consecration it was Moses' part; as the LORD commanded Moses. واز در خیمه اجتماع هفت روز بیرون مروید تاروزی که ایام تخصیص شما تمام شود، زیرا که در هفت روز شما را تخصیص خواهد کرد. bible_en_fa And Moses took of the anointing oil, and of the blood which was upon the altar, and sprinkled it upon Aaron, and upon his garments, and upon his sons, and upon his sons' garments with him; and sanctified Aaron, and his garments, and his sons, and his sons' garments with him. چنانکه امروز کرده شده است، همچنان خداوند امر فرمود که بشود تا برای شما کفاره گردد. bible_en_fa And Moses said unto Aaron and to his sons, Boil the flesh at the door of the tabernacle of the congregation: and there eat it with the bread that is in the basket of consecrations, as I commanded, saying, Aaron and his sons shall eat it. پس هفت روز نزد در خیمه اجتماع روزو شب بمانید، و امر خداوند را نگاه دارید مبادابمیرید، زیرا همچنین مامور شده‌ام.»و هارون و پسرانش همه کارهایی را که خداوند به‌دست موسی‌امر فرموده بود بجا آوردند. bible_en_fa And that which remaineth of the flesh and of the bread shall ye burn with fire. و هارون و پسرانش همه کارهایی را که خداوند به‌دست موسی‌امر فرموده بود بجا آوردند. bible_en_fa And ye shall not go out of the door of the tabernacle of the congregation in seven days, until the days of your consecration be at an end: for seven days shall he consecrate you. و واقع شد که در روز هشتم، موسی هارون و پسرانش و مشایخ اسرائیل را خواند. bible_en_fa As he hath done this day, so the LORD hath commanded to do, to make an atonement for you. وهارون را گفت: «گوساله‌ای نرینه برای قربانی گناه، و قوچی بجهت قربانی سوختنی، هر دو رابی عیب بگیر، و به حضور خداوند بگذران. bible_en_fa Therefore shall ye abide at the door of the tabernacle of the congregation day and night seven days, and keep the charge of the LORD, that ye die not: for so I am commanded. وبنی‌اسرائیل را خطاب کرده، بگو: بزغاله نرینه برای قربانی گناه، و گوساله و بره‌ای هر دو یک ساله و بی‌عیب برای قربانی سوختنی بگیرید. bible_en_fa So Aaron and his sons did all things which the LORD commanded by the hand of Moses. وگاوی و قوچی برای ذبیحه سلامتی، تا به حضورخداوند ذبح شود، و هدیه آردی سرشته شده به روغن را، زیرا که امروز خداوند بر شما ظاهر خواهد شد.» bible_en_fa And it came to pass on the eighth day, that Moses called Aaron and his sons, and the elders of Israel; پس آنچه را که موسی‌امر فرموده بود پیش خیمه اجتماع آوردند. و تمامی جماعت نزدیک شده، به حضور خداوندایستادند. bible_en_fa And he said unto Aaron, Take thee a young calf for a sin offering, and a ram for a burnt offering, without blemish, and offer them before the LORD. و موسی گفت: «این است کاری که خداوند امر فرموده است که بکنید، و جلال خداوند بر شما ظاهر خواهد شد.» bible_en_fa And unto the children of Israel thou shalt speak, saying, Take ye a kid of the goats for a sin offering; and a calf and a lamb, both of the first year, without blemish, for a burnt offering; و موسی هارون را گفت: «نزدیک مذبح بیا و قربانی گناه خود و قربانی سوختنی خود را بگذران، و برای خود و برای قوم کفاره کن، و قربانی قوم را بگذران و بجهت ایشان کفاره کن، چنانکه خداوند امرفرموده است.» bible_en_fa Also a bullock and a ram for peace offerings, to sacrifice before the LORD; and a meat offering mingled with oil: for to day the LORD will appear unto you. و هارون به مذبح نزدیک آمده، گوساله قربانی گناه را که برای خودش بود ذبح کرد. bible_en_fa And they brought that which Moses commanded before the tabernacle of the congregation: and all the congregation drew near and stood before the LORD. وپسران هارون خون را نزد او آوردند و انگشت خود را به خون فرو برده، آن را بر شاخهای مذبح مالید و خون را بر بنیان مذبح ریخت. bible_en_fa And Moses said, This is the thing which the LORD commanded that ye should do: and the glory of the LORD shall appear unto you. و پیه وگرده‌ها و سفیدی جگر از قربانی گناه را بر مذبح سوزانید، چنانکه خداوند موسی را امر فرموده بود. bible_en_fa And Moses said unto Aaron, Go unto the altar, and offer thy sin offering, and thy burnt offering, and make an atonement for thyself, and for the people: and offer the offering of the people, and make an atonement for them; as the LORD commanded. و گوشت و پوست را بیرون لشکرگاه به آتش سوزانید. bible_en_fa Aaron therefore went unto the altar, and slew the calf of the sin offering, which was for himself. و قربانی سوختنی را ذبح کرد، و پسران هارون خون را به او سپردند، و آن را به اطراف مذبح پاشید. bible_en_fa And the sons of Aaron brought the blood unto him: and he dipped his finger in the blood, and put it upon the horns of the altar, and poured out the blood at the bottom of the altar: و قربانی را به قطعه هایش و سرش به او سپردند، و آن را بر مذبح سوزانید. bible_en_fa But the fat, and the kidneys, and the caul above the liver of the sin offering, he burnt upon the altar; as the LORD commanded Moses. و احشا و پاچه‌ها را شست و آنها را بر قربانی سوختنی بر مذبح سوزانید. bible_en_fa And the flesh and the hide he burnt with fire without the camp. و قربانی قوم رانزدیک آورد، و بز قربانی گناه را که برای قوم بودگرفته، آن را ذبح کرد و آن را مثل اولین برای گناه گذرانید. bible_en_fa And he slew the burnt offering; and Aaron's sons presented unto him the blood, which he sprinkled round about upon the altar. و قربانی سوختنی را نزدیک آورده، آن را به حسب قانون گذرانید. bible_en_fa And they presented the burnt offering unto him, with the pieces thereof, and the head: and he burnt them upon the altar. و هدیه آردی رانزدیک آورده، مشتی از آن برداشت، و آن را علاوه بر قربانی سوختنی صبح بر مذبح سوزانید. bible_en_fa And he did wash the inwards and the legs, and burnt them upon the burnt offering on the altar. و گاو و قوچ ذبیحه سلامتی را که برای قوم بودذبح کرد، و پسران هارون خون را به او سپردند وآن را به اطراف مذبح پاشید. bible_en_fa And he brought the people's offering, and took the goat, which was the sin offering for the people, and slew it, and offered it for sin, as the first. و پیه گاو و دنبه قوچ و آنچه احشا را می‌پوشاند و گرده‌ها وسفیدی جگر را. bible_en_fa And he brought the burnt offering, and offered it according to the manner. و پیه را بر سینه‌ها نهادند، وپیه را بر مذبح سوزانید. bible_en_fa And he brought the meat offering, and took an handful thereof, and burnt it upon the altar, beside the burnt sacrifice of the morning. و هارون سینه‌ها و ران راست را برای هدیه جنبانیدنی به حضور خداوندجنبانید، چنانکه موسی‌امر فرموده بود. bible_en_fa He slew also the bullock and the ram for a sacrifice of peace offerings, which was for the people: and Aaron's sons presented unto him the blood, which he sprinkled upon the altar round about, پس هارون دستهای خود را به سوی قوم برافراشته، ایشان را برکت داد، و از گذرانیدن قربانی گناه وقربانی سوختنی و ذبایح سلامتی بزیر آمد. bible_en_fa And the fat of the bullock and of the ram, the rump, and that which covereth the inwards, and the kidneys, and the caul above the liver: وموسی و هارون به خیمه اجتماع داخل شدند، وبیرون آمده، قوم را برکت دادند و جلال خداوندبر جمیع قوم ظاهر شد.و آتش از حضورخداوند بیرون آمده، قربانی سوختنی و پیه را برمذبح بلعید، و چون تمامی قوم این را دیدند، صدای بلند کرده، به روی در‌افتادند. bible_en_fa And they put the fat upon the breasts, and he burnt the fat upon the altar: و آتش از حضورخداوند بیرون آمده، قربانی سوختنی و پیه را برمذبح بلعید، و چون تمامی قوم این را دیدند، صدای بلند کرده، به روی در‌افتادند. bible_en_fa And the breasts and the right shoulder Aaron waved for a wave offering before the LORD; as Moses commanded. و ناداب و ابیهو پسران هارون، هر یکی مجمره خود را گرفته، آتش بر آنهانهادند. و بخور بر آن گذارده، آتش غریبی که ایشان را نفرموده بود، به حضور خداوند نزدیک آوردند. bible_en_fa And Aaron lifted up his hand toward the people, and blessed them, and came down from offering of the sin offering, and the burnt offering, and peace offerings. و آتش از حضور خداوند به در شده، ایشان را بلعید، و به حضور خداوند مردند. bible_en_fa And Moses and Aaron went into the tabernacle of the congregation, and came out, and blessed the people: and the glory of the LORD appeared unto all the people. پس موسی به هارون گفت: «این است آنچه خداوندفرموده، و گفته است که از آنانی که به من نزدیک آیند تقدیس کرده خواهم شد، و در نظر تمامی قوم جلال خواهم یافت.» پس هارون خاموش شد. bible_en_fa And there came a fire out from before the LORD, and consumed upon the altar the burnt offering and the fat: which when all the people saw, they shouted, and fell on their faces. و موسی میشائیل و الصافان، پسران عزیئیل عموی هارون را خوانده، به ایشان گفت: «نزدیک آمده، برادران خود را از پیش قدس بیرون لشکرگاه ببرید.» bible_en_fa And Nadab and Abihu, the sons of Aaron, took either of them his censer, and put fire therein, and put incense thereon, and offered strange fire before the LORD, which he commanded them not. پس نزدیک آمده، ایشان را در‌پیراهنهای ایشان بیرون لشکرگاه بردند، چنانکه موسی گفته بود. bible_en_fa And there went out fire from the LORD, and devoured them, and they died before the LORD. و موسی هارون وپسرانش العازار و ایتامار را گفت: «مویهای سرخود را باز مکنید و گریبان خود را چاک مزنیدمبادا بمیرید. و غضب بر تمامی جماعت بشود. اما برادران شما یعنی تمام خاندان اسرائیل بجهت آتشی که خداوند افروخته است ماتم خواهند کرد. bible_en_fa Then Moses said unto Aaron, This is it that the LORD spake, saying, I will be sanctified in them that come nigh me, and before all the people I will be glorified. And Aaron held his peace. و از در خیمه اجتماع بیرون مروید مبادا بمیرید، زیرا روغن مسح خداوند برشماست.» پس به حسب آنچه موسی گفت، کردند. bible_en_fa And Moses called Mishael and Elzaphan, the sons of Uzziel the uncle of Aaron, and said unto them, Come near, carry your brethren from before the sanctuary out of the camp. و خداوند هارون را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa So they went near, and carried them in their coats out of the camp; as Moses had said. «توو پسرانت با تو چون به خیمه اجتماع داخل شوید شراب و مسکری منوشید مبادا بمیرید. این است فریضه ابدی در نسلهای شما. bible_en_fa And Moses said unto Aaron, and unto Eleazar and unto Ithamar, his sons, Uncover not your heads, neither rend your clothes; lest ye die, and lest wrath come upon all the people: but let your brethren, the whole house of Israel, bewail the burning which the LORD hath kindled. و تا درمیان مقدس و غیرمقدس و نجس و طاهر تمیزدهید، bible_en_fa And ye shall not go out from the door of the tabernacle of the congregation, lest ye die: for the anointing oil of the LORD is upon you. And they did according to the word of Moses. و تا به بنی‌اسرائیل همه فرایضی را که خداوند به‌دست موسی برای ایشان گفته است، تعلیم دهید.» bible_en_fa And the LORD spake unto Aaron, saying, و موسی به هارون و پسرانش العازار و ایتامار که باقی بودند گفت: «هدیه آردی که از هدایای آتشین خداوند مانده است بگیرید، و آن را بی‌خمیرمایه نزد مذبح بخورید زیراقدس اقداس است. bible_en_fa Do not drink wine nor strong drink, thou, nor thy sons with thee, when ye go into the tabernacle of the congregation, lest ye die: it shall be a statute for ever throughout your generations: و آن را در مکان مقدس بخورید زیرا که از هدایای آتشین خداوند این حصه تو و حصه پسران توست چنانکه مامورشده‌ام. bible_en_fa And that ye may put difference between holy and unholy, and between unclean and clean; و سینه جنبانیدنی و ران افراشتنی را تو و پسرانت و دخترانت با تو در جای پاک بخورید، زیرا اینها از ذبایح سلامتی بنی‌اسرائیل برای حصه تو و حصه پسرانت داده شده است. bible_en_fa And that ye may teach the children of Israel all the statutes which the LORD hath spoken unto them by the hand of Moses. ران افراشتنی و سینه جنبانیدنی را با هدایای آتشین پیه بیاورند، تا هدیه جنبانیدنی به حضور خداوندجنبانیده شود، و از آن تو و از آن پسرانت خواهدبود، به فریضه ابدی چنانکه خداوند امر فرموده است.» bible_en_fa And Moses spake unto Aaron, and unto Eleazar and unto Ithamar, his sons that were left, Take the meat offering that remaineth of the offerings of the LORD made by fire, and eat it without leaven beside the altar: for it is most holy: و موسی بز قربانی گناه را طلبید و اینک سوخته شده بود، پس بر العازار و ایتامار پسران هارون که باقی بودند خشم نموده، گفت: bible_en_fa And ye shall eat it in the holy place, because it is thy due, and thy sons' due, of the sacrifices of the LORD made by fire: for so I am commanded. «چراقربانی گناه را در مکان مقدس نخوردید؟ زیرا که آن قدس اقداس است، و به شما داده شده بود تاگناه جماعت را برداشته، برای ایشان به حضورخداوند کفاره کنید. bible_en_fa And the wave breast and heave shoulder shall ye eat in a clean place; thou, and thy sons, and thy daughters with thee: for they be thy due, and thy sons' due, which are given out of the sacrifices of peace offerings of the children of Israel. اینک خون آن به اندرون قدس آورده نشد، البته می‌بایست آن را در قدس خورده باشید، چنانکه امر کرده بودم.» bible_en_fa The heave shoulder and the wave breast shall they bring with the offerings made by fire of the fat, to wave it for a wave offering before the LORD; and it shall be thine, and thy sons' with thee, by a statute for ever; as the LORD hath commanded. هارون به موسی گفت: «اینک امروز قربانی گناه خود وقربانی سوختنی خود را به حضور خداوندگذرانیدند، و چنین چیزها بر من واقع شده است، پس اگر امروز قربانی گناه را می‌خوردم آیا منظورنظر خداوند می‌شد؟»چون موسی این راشنید، در نظرش پسند آمد. bible_en_fa And Moses diligently sought the goat of the sin offering, and, behold, it was burnt: and he was angry with Eleazar and Ithamar, the sons of Aaron which were left alive, saying, چون موسی این راشنید، در نظرش پسند آمد. bible_en_fa Wherefore have ye not eaten the sin offering in the holy place, seeing it is most holy, and God hath given it you to bear the iniquity of the congregation, to make atonement for them before the LORD? و خداوند موسی و هارون را خطاب کرده، به ایشان گفت: bible_en_fa Behold, the blood of it was not brought in within the holy place: ye should indeed have eaten it in the holy place, as I commanded. «بنی‌اسرائیل راخطاب کرده، بگویید: اینها حیواناتی هستند که می‌باید بخورید، از همه بهایمی که بر روی زمین‌اند. bible_en_fa And Aaron said unto Moses, Behold, this day have they offered their sin offering and their burnt offering before the LORD; and such things have befallen me: and if I had eaten the sin offering to day, should it have been accepted in the sight of the LORD? هر شکافته سم که شکاف تمام دارد ونشخوار کننده‌ای از بهایم، آن را بخورید. bible_en_fa And when Moses heard that, he was content. اما ازنشخوارکنندگان و شکافتگان سم اینها رامخورید، یعنی شتر، زیرا نشخوار می‌کند لیکن شکافته سم نیست، آن برای شما نجس است. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses and to Aaron, saying unto them, وونک، زیرا نشخوار می‌کند اما شکافته سم نیست، این برای شما نجس است. bible_en_fa Speak unto the children of Israel, saying, These are the beasts which ye shall eat among all the beasts that are on the earth. و خرگوش، زیرانشخوار می‌کند ولی شکافته سم نیست، این برای شما نجس است. bible_en_fa Whatsoever parteth the hoof, and is clovenfooted, and cheweth the cud, among the beasts, that shall ye eat. و خوک، زیرا شکافته سم است و شکاف تمام دارد لیکن نشخوار نمی کند، این برای شما نجس است. bible_en_fa Nevertheless these shall ye not eat of them that chew the cud, or of them that divide the hoof: as the camel, because he cheweth the cud, but divideth not the hoof; he is unclean unto you. از گوشت آنهامخورید و لاش آنها را لمس مکنید، اینها برای شما نجس‌اند. bible_en_fa And the coney, because he cheweth the cud, but divideth not the hoof; he is unclean unto you. از همه آنچه در آب است اینها رابخورید، هر‌چه پر و فلس دارد در آب خواه دردریا خواه در نهرها، آنها را بخورید. bible_en_fa And the hare, because he cheweth the cud, but divideth not the hoof; he is unclean unto you. و هر‌چه پر و فلس ندارد در دریا یا در نهرها، از همه حشرات آب و همه جانورانی که در آب می‌باشند، اینها نزد شما مکروه باشند. bible_en_fa And the swine, though he divide the hoof, and be clovenfooted, yet he cheweth not the cud; he is unclean to you. البته نزدشما مکروه‌اند، از گوشت آنها مخورید و لاشهای آنها را مکروه دارید. bible_en_fa Of their flesh shall ye not eat, and their carcase shall ye not touch; they are unclean to you. هر‌چه در آبها پر و فلس ندارد نزد شما مکروه خواهد بود. bible_en_fa These shall ye eat of all that are in the waters: whatsoever hath fins and scales in the waters, in the seas, and in the rivers, them shall ye eat. و از مرغان اینها را مکروه دارید، خورده نشوند، زیرامکروه‌اند، عقاب و استخوان خوار و نسربحر. bible_en_fa And all that have not fins and scales in the seas, and in the rivers, of all that move in the waters, and of any living thing which is in the waters, they shall be an abomination unto you: وکرکس و لاشخوار به اجناس آن. bible_en_fa They shall be even an abomination unto you; ye shall not eat of their flesh, but ye shall have their carcases in abomination. و غراب به اجناس آن. bible_en_fa Whatsoever hath no fins nor scales in the waters, that shall be an abomination unto you. و شترمرغ و جغد و مرغ دریایی وباز به اجناس آن. bible_en_fa And these are they which ye shall have in abomination among the fowls; they shall not be eaten, they are an abomination: the eagle, and the ossifrage, and the ospray, و بوم و غواص و بوتیمار. bible_en_fa And the vulture, and the kite after his kind; و قاز و مرغ سقا و رخم. bible_en_fa Every raven after his kind; و لقلق و کلنگ به اجناس آن و هدهد و شبپره. bible_en_fa And the owl, and the night hawk, and the cuckow, and the hawk after his kind, و همه حشرات بالدار که بر چهارپا می‌روند برای شما مکروه‌اند. bible_en_fa And the little owl, and the cormorant, and the great owl, لیکن اینها را بخورید از همه حشرات بالدار که بر چهار پا می‌روند، هر کدام که بر پایهای خودساقها برای جستن بر زمین دارند. bible_en_fa And the swan, and the pelican, and the gier eagle, از آن قسم اینها را بخورید. ملخ به اجناس آن و دبا به اجناس آن و حرجوان به اجناس آن و حدب به اجناس آن. bible_en_fa And the stork, the heron after her kind, and the lapwing, and the bat. و سایر حشرات بالدار که چهار پا دارندبرای شما مکروه‌اند. bible_en_fa All fowls that creep, going upon all four, shall be an abomination unto you. از آنها نجس می‌شوید، هرکه لاش آنها را لمس کند تا شام نجس باشد. bible_en_fa Yet these may ye eat of every flying creeping thing that goeth upon all four, which have legs above their feet, to leap withal upon the earth; و هر‌که چیزی از لاش آنها را بردارد، رخت خود را بشوید و تا شام نجس باشد. bible_en_fa Even these of them ye may eat; the locust after his kind, and the bald locust after his kind, and the beetle after his kind, and the grasshopper after his kind. و هربهیمه‌ای که شکافته سم باشد لیکن شکاف تمام ندارد و نشخوار نکند اینها برای شما نجسند، وهر‌که آنها را لمس کند نجس است. bible_en_fa But all other flying creeping things, which have four feet, shall be an abomination unto you. و هر‌چه برکف پا رود از همه جانورانی که بر چهار پامی روند، اینها برای شما نجس‌اند، هر‌که لاش آنها را لمس کند تا شام نجس باشد. bible_en_fa And for these ye shall be unclean: whosoever toucheth the carcase of them shall be unclean until the even. و هر‌که لاش آنها را بردارد، رخت خود را بشوید و تا شام نجس باشد. اینها برای شما نجس‌اند. bible_en_fa And whosoever beareth ought of the carcase of them shall wash his clothes, and be unclean until the even. «و از حشراتی که بر زمین می‌خزند اینهابرای شما نجس‌اند: موش کور و موش وسوسمار به اجناس آن، bible_en_fa The carcases of every beast which divideth the hoof, and is not clovenfooted, nor cheweth the cud, are unclean unto you: every one that toucheth them shall be unclean. و دله و ورل و چلپاسه و کرباسه و بوقلمون. bible_en_fa And whatsoever goeth upon his paws, among all manner of beasts that go on all four, those are unclean unto you: whoso toucheth their carcase shall be unclean until the even. از جمیع حشرات اینهابرای شما نجس‌اند: هر‌که لاش آنها را لمس کندتا شام نجس باشد، bible_en_fa And he that beareth the carcase of them shall wash his clothes, and be unclean until the even: they are unclean unto you. و بر هر چیزی که یکی ازاینها بعد از موتش بیفتد نجس باشد، خواه هرظرف چوبی، خواه رخت، خواه چرم، خواه جوال؛ هر ظرفی که در آن کار کرده شود در آب گذاشته شود و تا شام نجس باشد، پس طاهرخواهد بود. bible_en_fa These also shall be unclean unto you among the creeping things that creep upon the earth; the weasel, and the mouse, and the tortoise after his kind, و هر ظرف سفالین که یکی از اینهادر آن بیفتد آنچه در آن است نجس باشد و آن رابشکنید. bible_en_fa And the ferret, and the chameleon, and the lizard, and the snail, and the mole. هر خوراک در آن که خورده شود، اگرآب بر آن ریخته شد نجس باشد، و هر مشروبی که آشامیده شود که در چنین ظرف است نجس باشد. bible_en_fa These are unclean to you among all that creep: whosoever doth touch them, when they be dead, shall be unclean until the even. و بر هر چیزی که پاره‌ای از لاش آنهابیفتد نجس باشد، خواه تنور، خواه اجاق، شکسته شود؛ اینها نجس‌اند و نزد شما نجس خواهند بود. bible_en_fa And upon whatsoever any of them, when they are dead, doth fall, it shall be unclean; whether it be any vessel of wood, or raiment, or skin, or sack, whatsoever vessel it be, wherein any work is done, it must be put into water, and it shall be unclean until the even; so it shall be cleansed. و چشمه و حوض که مجمع آب باشد طاهر است لیکن هر‌که لاش آنها را لمس کند نجس خواهد بود. bible_en_fa And every earthen vessel, whereinto any of them falleth, whatsoever is in it shall be unclean; and ye shall break it. و اگر پاره‌ای از لاش آنها بر تخم کاشتنی که باید کاشته شود بیفتدطاهر است. bible_en_fa Of all meat which may be eaten, that on which such water cometh shall be unclean: and all drink that may be drunk in every such vessel shall be unclean. لیکن اگر آب بر تخم ریخته شود وپاره‌ای از لاش آنها بر آن بیفتد، این برای شمانجس باشد. bible_en_fa And every thing whereupon any part of their carcase falleth shall be unclean; whether it be oven, or ranges for pots, they shall be broken down: for they are unclean, and shall be unclean unto you. و اگر یکی از بهایمی که برای شماخوردنی است بمیرد، هر‌که لاش آن را لمس کندتا شام نجس باشد. bible_en_fa Nevertheless a fountain or pit, wherein there is plenty of water, shall be clean: but that which toucheth their carcase shall be unclean. و هر‌که لاش آن را بخوردرخت خود را بشوید و تا شام نجس باشد. و هر‌که لاش آن را بردارد، رخت خود را بشوید و تا شام نجس باشد. bible_en_fa And if any part of their carcase fall upon any sowing seed which is to be sown, it shall be clean. «و هر حشراتی که بر زمین می‌خزد مکروه است؛ خورده نشود. bible_en_fa But if any water be put upon the seed, and any part of their carcase fall thereon, it shall be unclean unto you. و هر‌چه بر شکم راه رودو هر‌چه بر چهارپا راه رود و هر‌چه پایهای زیاده دارد، یعنی همه حشراتی که بر زمین می‌خزند، آنها را مخورید زیرا که مکروه‌اند. bible_en_fa And if any beast, of which ye may eat, die; he that toucheth the carcase thereof shall be unclean until the even. خویشتن رابه هر حشراتی که می‌خزد مکروه مسازید، و خودرا به آنها نجس مسازید، مبادا از آنها ناپاک شوید. bible_en_fa And he that eateth of the carcase of it shall wash his clothes, and be unclean until the even: he also that beareth the carcase of it shall wash his clothes, and be unclean until the even. زیرا من یهوه خدای شما هستم، پس خود را تقدیس نمایید و مقدس باشید، زیرا من قدوس هستم پس خویشتن را به همه حشراتی که بر زمین می‌خزند نجس مسازید. bible_en_fa And every creeping thing that creepeth upon the earth shall be an abomination; it shall not be eaten. زیرا من یهوه هستم که شما را از زمین مصر بیرون آوردم تا خدای شما باشم، پس مقدس باشید زیرامن قدوس هستم. bible_en_fa Whatsoever goeth upon the belly, and whatsoever goeth upon all four, or whatsoever hath more feet among all creeping things that creep upon the earth, them ye shall not eat; for they are an abomination. این است قانون بهایم ومرغان و هر حیوانی که در آبها حرکت می‌کندو هر حیوانی که بر زمین می‌خزد.تا در میان نجس و طاهر و در میان حیواناتی که خورده شوند و حیواناتی که خورده نشوند امتیازبشود.» bible_en_fa Ye shall not make yourselves abominable with any creeping thing that creepeth, neither shall ye make yourselves unclean with them, that ye should be defiled thereby. تا در میان نجس و طاهر و در میان حیواناتی که خورده شوند و حیواناتی که خورده نشوند امتیازبشود.» bible_en_fa For I am the LORD your God: ye shall therefore sanctify yourselves, and ye shall be holy; for I am holy: neither shall ye defile yourselves with any manner of creeping thing that creepeth upon the earth. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa For I am the LORD that bringeth you up out of the land of Egypt, to be your God: ye shall therefore be holy, for I am holy. «بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، بگو: چون زنی آبستن شده، پسر نرینه‌ای بزاید، آنگاه هفت روز نجس باشد، موافق ایام طمث حیضش نجس باشد. bible_en_fa This is the law of the beasts, and of the fowl, and of every living creature that moveth in the waters, and of every creature that creepeth upon the earth: و در روز هشتم گوشت غلفه اومختون شود. bible_en_fa To make a difference between the unclean and the clean, and between the beast that may be eaten and the beast that may not be eaten. و سی و سه روز در خون تطهیرخود بماند، و هیچ‌چیز مقدس را لمس ننماید، وبه مکان مقدس داخل نشود، تا ایام طهرش تمام شود. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و اگر دختری بزاید، دو هفته برحسب مدت طمث خود نجس باشد، و شصت و شش روز در خون تطهیر خود بماند. bible_en_fa Speak unto the children of Israel, saying, If a woman have conceived seed, and born a man child: then she shall be unclean seven days; according to the days of the separation for her infirmity shall she be unclean. و چون ایام طهرش برای پسر یا دختر تمام شود، بره‌ای یک ساله برای قربانی سوختنی و جوجه کبوتر یافاخته‌ای برای قربانی گناه به در خیمه اجتماع نزدکاهن بیاورد. bible_en_fa And in the eighth day the flesh of his foreskin shall be circumcised. و او آن را به حضور خداوندخواهد گذرانید، و برایش کفاره خواهد کرد، تا ازچشمه خون خود طاهر شود. این است قانون آن که بزاید، خواه پسر خواه دختر.و اگر دست اوبه قیمت بره نرسد، آنگاه دو فاخته یا دو جوجه کبوتر بگیرد، یکی برای قربانی سوختنی ودیگری برای قربانی گناه. و کاهن برای وی کفاره خواهد کرد، و طاهر خواهد شد.» bible_en_fa And she shall then continue in the blood of her purifying three and thirty days; she shall touch no hallowed thing, nor come into the sanctuary, until the days of her purifying be fulfilled. و اگر دست اوبه قیمت بره نرسد، آنگاه دو فاخته یا دو جوجه کبوتر بگیرد، یکی برای قربانی سوختنی ودیگری برای قربانی گناه. و کاهن برای وی کفاره خواهد کرد، و طاهر خواهد شد.» bible_en_fa But if she bear a maid child, then she shall be unclean two weeks, as in her separation: and she shall continue in the blood of her purifying threescore and six days. و خداوند موسی و هارون را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And when the days of her purifying are fulfilled, for a son, or for a daughter, she shall bring a lamb of the first year for a burnt offering, and a young pigeon, or a turtledove, for a sin offering, unto the door of the tabernacle of the congregation, unto the priest: «چون شخصی را درپوست بدنش آماس یا قوبا یا لکه‌ای براق بشود، وآن در پوست بدنش مانند بلای برص باشد، پس او را نزد هارون کاهن یا نزد یکی از پسرانش که کهنه باشند بیاورند. bible_en_fa Who shall offer it before the LORD, and make an atonement for her; and she shall be cleansed from the issue of her blood. This is the law for her that hath born a male or a female. و کاهن آن بلا را که درپوست بدنش باشد ملاحظه نماید. اگر مو در بلاسفید گردیده است، و نمایش بلا از پوست بدنش گودتر باشد، بلای برص است، پس کاهن او راببیند و حکم به نجاست او بدهد. bible_en_fa And if she be not able to bring a lamb, then she shall bring two turtles, or two young pigeons; the one for the burnt offering, and the other for a sin offering: and the priest shall make an atonement for her, and she shall be clean. و اگر آن لکه براق در پوست بدنش سفید باشد، و از پوست گودتر ننماید، و موی آن سفید نگردیده، آنگاه کاهن آن مبتلا را هفت روز نگاه دارد. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses and Aaron, saying, و روزهفتم کاهن او را ملاحظه نماید، و اگر آن بلا درنظرش ایستاده باشد، و بلا در پوست پهن نشده، پس کاهن او را هفت روز دیگر نگاه دارد. bible_en_fa When a man shall have in the skin of his flesh a rising, a scab, or a bright spot, and it be in the skin of his flesh like the plague of leprosy; then he shall be brought unto Aaron the priest, or unto one of his sons the priests: و درروز هفتم کاهن او را باز ملاحظه کند، و اگر بلا کم رنگ شده، و در پوست پهن نگشته است، کاهن حکم به طهارتش بدهد. آن قوبا است. رخت خودرا بشوید و طاهر باشد. bible_en_fa And the priest shall look on the plague in the skin of the flesh: and when the hair in the plague is turned white, and the plague in sight be deeper than the skin of his flesh, it is a plague of leprosy: and the priest shall look on him, and pronounce him unclean. و اگر قوبا در پوست پهن شود بعد از آن که خود را به کاهن برای تطهیرنمود، پس بار دیگر خود را به کاهن بنماید. bible_en_fa If the bright spot be white in the skin of his flesh, and in sight be not deeper than the skin, and the hair thereof be not turned white; then the priest shall shut up him that hath the plague seven days: وکاهن ملاحظه نماید، و هرگاه قوبا در پوست پهن شده باشد، حکم به نجاست او بدهد. این برص است. bible_en_fa And the priest shall look on him the seventh day: and, behold, if the plague in his sight be at a stay, and the plague spread not in the skin; then the priest shall shut him up seven days more: و چون بلای برص در کسی باشد او را نزدکاهن بیاورند. bible_en_fa And the priest shall look on him again the seventh day: and, behold, if the plague be somewhat dark, and the plague spread not in the skin, the priest shall pronounce him clean: it is but a scab: and he shall wash his clothes, and be clean. و کاهن ملاحظه نماید اگر آماس سفید در پوست باشد، و موی را سفید کرده، وگوشت خام زنده در آماس باشد، bible_en_fa But if the scab spread much abroad in the skin, after that he hath been seen of the priest for his cleansing, he shall be seen of the priest again: این درپوست بدنش برص مزمن است. کاهن به نجاستش حکم دهد و او را نگاه ندارد زیرا که نجس است. bible_en_fa And if the priest see that, behold, the scab spreadeth in the skin, then the priest shall pronounce him unclean: it is a leprosy. و اگر برص در پوست بسیار پهن شده باشد وبرص، تمامی پوست آن مبتلا را از سر تا پا هرجایی که کاهن بنگرد، پوشانیده باشد، bible_en_fa When the plague of leprosy is in a man, then he shall be brought unto the priest; پس کاهن ملاحظه نماید اگر برص تمام بدن را فروگرفته است، به تطهیر آن مبتلا حکم دهد. چونکه همه بدنش سفید شده است، طاهر است. bible_en_fa And the priest shall see him: and, behold, if the rising be white in the skin, and it have turned the hair white, and there be quick raw flesh in the rising; لیکن هر وقتی که گوشت زنده در او ظاهر شود، نجس خواهد بود. bible_en_fa It is an old leprosy in the skin of his flesh, and the priest shall pronounce him unclean, and shall not shut him up: for he is unclean. و کاهن گوشت زنده را ببیند وحکم به نجاست او بدهد. این گوشت زنده نجس است زیرا که برص است. bible_en_fa And if a leprosy break out abroad in the skin, and the leprosy cover all the skin of him that hath the plague from his head even to his foot, wheresoever the priest looketh; و اگر گوشت زنده به سفیدی برگردد نزد کاهن بیاید. bible_en_fa Then the priest shall consider: and, behold, if the leprosy have covered all his flesh, he shall pronounce him clean that hath the plague: it is all turned white: he is clean. و کاهن او راملاحظه کند و اگر آن بلا به سفیدی مبدل شده است، پس کاهن به طهارت آن مبتلا حکم دهدزیرا طاهر است. bible_en_fa But when raw flesh appeareth in him, he shall be unclean. «و گوشتی که در پوست آن دمل باشد وشفا یابد، bible_en_fa And the priest shall see the raw flesh, and pronounce him to be unclean: for the raw flesh is unclean: it is a leprosy. و در جای دمل آماس سفید یا لکه براق سفید مایل به‌سرخی پدید آید، آن را به کاهن بنماید. bible_en_fa Or if the raw flesh turn again, and be changed unto white, he shall come unto the priest; و کاهن آن را ملاحظه نماید و اگراز پوست گودتر بنماید و موی آن سفید شده، پس کاهن به نجاست او حکم دهد. این بلای برص است که از دمل درآمده است. bible_en_fa And the priest shall see him: and, behold, if the plague be turned into white; then the priest shall pronounce him clean that hath the plague: he is clean. و اگر کاهن آن راببیند و اینک موی سفید در آن نباشد و گودتر ازپوست هم نباشد و کم رنگ باشد، پس کاهن او راهفت روز نگاه دارد. bible_en_fa The flesh also, in which, even in the skin thereof, was a boil, and is healed, و اگر در پوست پهن شده، کاهن به نجاست او حکم دهد. این بلا می‌باشد. bible_en_fa And in the place of the boil there be a white rising, or a bright spot, white, and somewhat reddish, and it be shewed to the priest; و اگر آن لکه براق در جای خود مانده، پهن نشده باشد، این گری دمل است. پس کاهن به طهارت وی حکم دهد. bible_en_fa And if, when the priest seeth it, behold, it be in sight lower than the skin, and the hair thereof be turned white; the priest shall pronounce him unclean: it is a plague of leprosy broken out of the boil. یا گوشتی که درپوست آن داغ آتش باشد و از گوشت زنده آن داغ، لکه براق سفید مایل به‌سرخی یا سفید پدیدآید، bible_en_fa But if the priest look on it, and, behold, there be no white hairs therein, and if it be not lower than the skin, but be somewhat dark; then the priest shall shut him up seven days: پس کاهن آن را ملاحظه نماید. اگر مو درلکه براق سفید گردیده، و گودتر از پوست بنمایداین برص است که از داغ درآمده است. پس کاهن به نجاست او حکم دهد زیرا بلای برص است. bible_en_fa And if it spread much abroad in the skin, then the priest shall pronounce him unclean: it is a plague. و اگر کاهن آن را ملاحظه نماید و اینک در لکه براق موی سفید نباشد و گودتر از پوست نباشد وکم رنگ باشد، کاهن او را هفت روز نگه دارد. bible_en_fa But if the bright spot stay in his place, and spread not, it is a burning boil; and the priest shall pronounce him clean. و در روز هفتم کاهن او را ملاحظه نماید. اگر درپوست پهن شده، کاهن به نجاست وی حکم دهد. این بلای برص است. bible_en_fa Or if there be any flesh, in the skin whereof there is a hot burning, and the quick flesh that burneth have a white bright spot, somewhat reddish, or white; و اگر لکه براق در جای خود مانده، در پوست پهن نشده باشد و کم رنگ باشد، این آماس داغ است. پس کاهن به طهارت وی حکم دهد. این گری داغ است. bible_en_fa Then the priest shall look upon it: and, behold, if the hair in the bright spot be turned white, and it be in sight deeper than the skin; it is a leprosy broken out of the burning: wherefore the priest shall pronounce him unclean: it is the plague of leprosy. «و چون مرد یا زن، بلایی در سر یا در زنخ داشته باشد، bible_en_fa But if the priest look on it, and, behold, there be no white hair in the bright spot, and it be no lower than the other skin, but be somewhat dark; then the priest shall shut him up seven days: کاهن آن بلا را ملاحظه نماید. اگرگودتر از پوست بنماید و موی زرد باریک در آن باشد، پس کاهن به نجاست او حکم دهد. این سعفه یعنی برص سر یا زنخ است. bible_en_fa And the priest shall look upon him the seventh day: and if it be spread much abroad in the skin, then the priest shall pronounce him unclean: it is the plague of leprosy. و چون کاهن بلای سعفه را ببیند، اگر گودتر از پوست ننماید و موی سیاه در آن نباشد، پس کاهن آن مبتلای سعفه را هفت روز نگاه دارد. bible_en_fa And if the bright spot stay in his place, and spread not in the skin, but it be somewhat dark; it is a rising of the burning, and the priest shall pronounce him clean: for it is an inflammation of the burning. و در روزهفتم کاهن آن بلا را ملاحظه نماید. اگر سعفه پهن نشده، و موی زرد در آن نباشد و سعفه گودتر ازپوست ننماید، bible_en_fa If a man or woman have a plague upon the head or the beard; آنگاه موی خود را بتراشد لیکن سعفه را نتراشد و کاهن آن مبتلای سعفه را بازهفت روز نگاه دارد. bible_en_fa Then the priest shall see the plague: and, behold, if it be in sight deeper than the skin; and there be in it a yellow thin hair; then the priest shall pronounce him unclean: it is a dry scall, even a leprosy upon the head or beard. و در روز هفتم کاهن سعفه را ملاحظه نماید. اگر سعفه در پوست پهن نشده، و از پوست گودتر ننماید، پس کاهن حکم به طهارت وی دهد و او رخت خود را بشوید وطاهر باشد. bible_en_fa And if the priest look on the plague of the scall, and, behold, it be not in sight deeper than the skin, and that there is no black hair in it; then the priest shall shut up him that hath the plague of the scall seven days: لیکن اگر بعد از حکم به طهارتش سعفه در پوست پهن شود، bible_en_fa And in the seventh day the priest shall look on the plague: and, behold, if the scall spread not, and there be in it no yellow hair, and the scall be not in sight deeper than the skin; پس کاهن او راملاحظه نماید. اگر سعفه در پوست پهن شده باشد، کاهن موی زرد را نجوید، او نجس است. bible_en_fa He shall be shaven, but the scall shall he not shave; and the priest shall shut up him that hath the scall seven days more: اما اگر در نظرش سعفه ایستاده باشد، و موی سیاه از آن در‌آمده، پس سعفه شفا یافته است. اوطاهر است و کاهن حکم به طهارت وی بدهد. bible_en_fa And in the seventh day the priest shall look on the scall: and, behold, if the scall be not spread in the skin, nor be in sight deeper than the skin; then the priest shall pronounce him clean: and he shall wash his clothes, and be clean. «و چون مرد یا زن در پوست بدن خودلکه های براق یعنی لکه های براق سفید داشته باشد، bible_en_fa But if the scall spread much in the skin after his cleansing; کاهن ملاحظه نماید. اگر لکه‌ها در پوست بدن ایشان کم رنگ و سفید باشد، این بهق است که از پوست درآمده. او طاهر است. bible_en_fa Then the priest shall look on him: and, behold, if the scall be spread in the skin, the priest shall not seek for yellow hair; he is unclean. وکسی‌که موی سر او ریخته باشد، او اقرع است، وطاهر می‌باشد. bible_en_fa But if the scall be in his sight at a stay, and that there is black hair grown up therein; the scall is healed, he is clean: and the priest shall pronounce him clean. و کسی‌که موی سر او از طرف پیشانی ریخته باشد، او اصلع است، و طاهرمی باشد. bible_en_fa If a man also or a woman have in the skin of their flesh bright spots, even white bright spots; و اگر در سر کل او یا پیشانی کل اوسفید مایل به‌سرخی باشد، آن برص است که ازسر کل او یا پیشانی کل او در‌آمده است. bible_en_fa Then the priest shall look: and, behold, if the bright spots in the skin of their flesh be darkish white; it is a freckled spot that groweth in the skin; he is clean. پس کاهن او را ملاحظه کند. اگر آماس آن بلا در سرکل او یا پیشانی کل او سفید مایل به‌سرخی، مانندبرص در پوست بدن باشد، bible_en_fa And the man whose hair is fallen off his head, he is bald; yet is he clean. او مبروص است، ونجس می‌باشد. کاهن البته حکم به نجاست وی بدهد. بلای وی در سرش است. bible_en_fa And he that hath his hair fallen off from the part of his head toward his face, he is forehead bald: yet is he clean. و اما مبروص که این بلا را دارد، گریبان او چاک شده، و موی سراو گشاده، و شاربهای او پوشیده شود، و ندا کندنجس نجس. bible_en_fa And if there be in the bald head, or bald forehead, a white reddish sore; it is a leprosy sprung up in his bald head, or his bald forehead. و همه روزهایی که بلا دارد، البته نجس خواهد بود، و تنها بماند و مسکن او بیرون لشکرگاه باشد. bible_en_fa Then the priest shall look upon it: and, behold, if the rising of the sore be white reddish in his bald head, or in his bald forehead, as the leprosy appeareth in the skin of the flesh; «و رختی که بلای برص داشته باشد، خواه رخت پشمین خواه رخت پنبه‌ای، bible_en_fa He is a leprous man, he is unclean: the priest shall pronounce him utterly unclean; his plague is in his head. خواه در تارو خواه در پود، چه از پشم و چه از پنبه و چه ازچرم، یا از هر چیزی که از چرم ساخته شود، bible_en_fa And the leper in whom the plague is, his clothes shall be rent, and his head bare, and he shall put a covering upon his upper lip, and shall cry, Unclean, unclean. اگر آن بلا مایل به سبزی یا به‌سرخی باشد، دررخت یا در چرم، خواه در تار خواه در پود یا درهر ظرف چرمی، این بلای برص است. به کاهن نشان داده شود. bible_en_fa All the days wherein the plague shall be in him he shall be defiled; he is unclean: he shall dwell alone; without the camp shall his habitation be. و کاهن آن بلا را ملاحظه نماید و آن چیزی را که بلا دارد هفت روز نگاه دارد. bible_en_fa The garment also that the plague of leprosy is in, whether it be a woollen garment, or a linen garment; و آن چیزی را که بلا دارد، در روز هفتم ملاحظه کند. اگر آن بلا در رخت پهن شده باشد، خواه در تار خواه در پود، یا در چرم در هر کاری که چرم برای آن استعمال می‌شود، این برص مفسد است و آن چیز نجس می‌باشد. bible_en_fa Whether it be in the warp, or woof; of linen, or of woollen; whether in a skin, or in any thing made of skin; پس آن رخت را بسوزاند، چه تار و چه پود، خواه در پشم خواه در پنبه، یا در هر ظرف چرمی که بلا در آن باشد، زیرا برص مفسد است. به آتش سوخته شود. bible_en_fa And if the plague be greenish or reddish in the garment, or in the skin, either in the warp, or in the woof, or in any thing of skin; it is a plague of leprosy, and shall be shewed unto the priest: اما چون کاهن آن را ملاحظه کند، اگر بلادر رخت، خواه در تار خواه در پود، یا در هرظرف چرمی پهن نشده باشد، bible_en_fa And the priest shall look upon the plague, and shut up it that hath the plague seven days: پس کاهن امرفرماید تا آنچه را که بلا دارد بشویند، و آن راهفت روز دیگر نگاه دارد. bible_en_fa And he shall look on the plague on the seventh day: if the plague be spread in the garment, either in the warp, or in the woof, or in a skin, or in any work that is made of skin; the plague is a fretting leprosy; it is unclean. و بعد از شستن آن چیز که بلا دارد کاهن ملاحظه نماید. اگر رنگ آن بلا تبدیل نشده، هر‌چند بلا هم پهن نشده باشد، این نجس است. آن را به آتش بسوزان. این خوره است، خواه فرسودگی آن در درون باشد یا دربیرون. bible_en_fa He shall therefore burn that garment, whether warp or woof, in woollen or in linen, or any thing of skin, wherein the plague is: for it is a fretting leprosy; it shall be burnt in the fire. و چون کاهن ملاحظه نماید، اگر بلا بعداز شستن آن کم رنگ شده باشد، پس آن را ازرخت یا از چرم خواه از تار خواه از پود، پاره کند. bible_en_fa And if the priest shall look, and, behold, the plague be not spread in the garment, either in the warp, or in the woof, or in any thing of skin; و اگر باز در آن رخت خواه در تار خواه در پود، یا در هر ظرف چرمی ظاهر شود، این برآمدن برص است. آنچه را که بلا دارد به آتش بسوزان. bible_en_fa Then the priest shall command that they wash the thing wherein the plague is, and he shall shut it up seven days more: و آن رخت خواه تار و خواه پود، یا هر ظرف چرمی را که شسته‌ای و بلا از آن رفع شده باشد، دوباره شسته شود و طاهر خواهد بود.»این است قانون بلای برص در رخت پشمین یا پنبه‌ای خواه در تار خواه در پود، یا در هر ظرف چرمی برای حکم به طهارت یا نجاست آن. bible_en_fa And the priest shall look on the plague, after that it is washed: and, behold, if the plague have not changed his colour, and the plague be not spread; it is unclean; thou shalt burn it in the fire; it is fret inward, whether it be bare within or without. این است قانون بلای برص در رخت پشمین یا پنبه‌ای خواه در تار خواه در پود، یا در هر ظرف چرمی برای حکم به طهارت یا نجاست آن. bible_en_fa And if the priest look, and, behold, the plague be somewhat dark after the washing of it; then he shall rend it out of the garment, or out of the skin, or out of the warp, or out of the woof: و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And if it appear still in the garment, either in the warp, or in the woof, or in any thing of skin; it is a spreading plague: thou shalt burn that wherein the plague is with fire. «این است قانون مبروص: در روزتطهیرش نزد کاهن آورده شود. bible_en_fa And the garment, either warp, or woof, or whatsoever thing of skin it be, which thou shalt wash, if the plague be departed from them, then it shall be washed the second time, and shall be clean. و کاهن بیرون لشکرگاه برود و کاهن ملاحظه کند. اگر بلای برص از مبروص رفع شده باشد، bible_en_fa This is the law of the plague of leprosy in a garment of woollen or linen, either in the warp, or woof, or any thing of skins, to pronounce it clean, or to pronounce it unclean. کاهن حکم بدهد که برای آن کسی‌که باید تطهیر شود، دوگنجشک زنده طاهر، و چوب ارز و قرمز و زوفابگیرند. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و کاهن امر کند که یک گنجشک را درظرف سفالین بر بالای آب روان بکشند. bible_en_fa This shall be the law of the leper in the day of his cleansing: He shall be brought unto the priest: و اماگنجشک زنده را با چوب ارز و قرمز و زوفا بگیردو آنها را با گنجشک زنده به خون گنجشکی که برآب روان کشته شده، فرو برد. bible_en_fa And the priest shall go forth out of the camp; and the priest shall look, and, behold, if the plague of leprosy be healed in the leper; و بر کسی‌که ازبرص باید تطهیر شود هفت مرتبه بپاشد، و حکم به طهارتش بدهد. و گنجشک زنده را به سوی صحرا رها کند. bible_en_fa Then shall the priest command to take for him that is to be cleansed two birds alive and clean, and cedar wood, and scarlet, and hyssop: و آن کس که باید تطهیر شودرخت خود را بشوید، و تمامی موی خود رابتراشد، و به آب غسل کند، و طاهر خواهد شد. وبعد از آن به لشکرگاه داخل شود، لیکن تا هفت روز بیرون خیمه خود بماند. bible_en_fa And the priest shall command that one of the birds be killed in an earthen vessel over running water: و در روز هفتم تمامی موی خود را بتراشد از سر و ریش وآبروی خود، یعنی تمامی موی خود را بتراشد ورخت خود را بشوید و بدن خود را به آب غسل دهد. پس طاهر خواهد بود. bible_en_fa As for the living bird, he shall take it, and the cedar wood, and the scarlet, and the hyssop, and shall dip them and the living bird in the blood of the bird that was killed over the running water: «و در روز هشتم دو بره نرینه بی‌عیب، ویک بره ماده‌یک ساله بی‌عیب، و سه عشر آرد نرم سرشته شده به روغن، برای هدیه آردی، و یک لج روغن بگیرد. bible_en_fa And he shall sprinkle upon him that is to be cleansed from the leprosy seven times, and shall pronounce him clean, and shall let the living bird loose into the open field. و آن کاهن که او را تطهیر می‌کند، آن کس را که باید تطهیر شود، با این چیزها به حضور خداوند نزد در خیمه اجتماع حاضر کند. bible_en_fa And he that is to be cleansed shall wash his clothes, and shave off all his hair, and wash himself in water, that he may be clean: and after that he shall come into the camp, and shall tarry abroad out of his tent seven days. و کاهن یکی از بره های نرینه را گرفته، آن را باآن لج روغن برای قربانی جرم بگذراند. و آنها رابرای هدیه جنبانیدنی به حضور خداوند بجنباند. bible_en_fa But it shall be on the seventh day, that he shall shave all his hair off his head and his beard and his eyebrows, even all his hair he shall shave off: and he shall wash his clothes, also he shall wash his flesh in water, and he shall be clean. و بره را در جایی که قربانی گناه و قربانی سوختنی را ذبح می‌کنند، در مکان مقدس ذبح کند، زیرا قربانی جرم مثل قربانی گناه از آن کاهن است. این قدس اقداس است. bible_en_fa And on the eighth day he shall take two he lambs without blemish, and one ewe lamb of the first year without blemish, and three tenth deals of fine flour for a meat offering, mingled with oil, and one log of oil. و کاهن از خون قربانی جرم بگیرد، و کاهن آن را بر نرمه گوش راست کسی‌که باید تطهیر شود، و بر شست دست راست و بر شست پای راست وی بمالد. bible_en_fa And the priest that maketh him clean shall present the man that is to be made clean, and those things, before the LORD, at the door of the tabernacle of the congregation: وکاهن قدری از لج روغن گرفته، آن را در کف دست چپ خود بریزد. bible_en_fa And the priest shall take one he lamb, and offer him for a trespass offering, and the log of oil, and wave them for a wave offering before the LORD: و کاهن انگشت راست خود را به روغنی که در کف چپ خود دارد فروبرد، و هفت مرتبه روغن را به حضور خداوندبپاشد. bible_en_fa And he shall slay the lamb in the place where he shall kill the sin offering and the burnt offering, in the holy place: for as the sin offering is the priest's, so is the trespass offering: it is most holy: و کاهن از باقی روغن که در کف وی است بر نرمه گوش راست و بر شست دست راست و بر شست پای راست آن کس که بایدتطهیر شود، بالای خون قربانی جرم بمالد. bible_en_fa And the priest shall take some of the blood of the trespass offering, and the priest shall put it upon the tip of the right ear of him that is to be cleansed, and upon the thumb of his right hand, and upon the great toe of his right foot: وبقیه روغن را که در کف کاهن است بر سر آن کس که باید تطهیر شود بمالد و کاهن برای وی به حضور خداوند کفاره خواهد نمود. bible_en_fa And the priest shall take some of the log of oil, and pour it into the palm of his own left hand: و کاهن قربانی گناه را بگذراند، و برای آن کس که بایدتطهیر شود نجاست او را کفاره نماید. و بعد از آن قربانی سوختنی را ذبح کند. bible_en_fa And the priest shall dip his right finger in the oil that is in his left hand, and shall sprinkle of the oil with his finger seven times before the LORD: و کاهن قربانی سوختنی و هدیه آردی را بر مذبح بگذراند، وبرای وی کفاره خواهد کرد، و طاهر خواهد بود. bible_en_fa And of the rest of the oil that is in his hand shall the priest put upon the tip of the right ear of him that is to be cleansed, and upon the thumb of his right hand, and upon the great toe of his right foot, upon the blood of the trespass offering: و اگر او فقیر باشد و دستش به اینها نرسد، پس یک بره نرینه برای قربانی جرم تا جنبانیده شود وبرای وی کفاره کند، بگیرد و یک عشر از آرد نرم سرشته شده به روغن برای هدیه آردی و یک لج روغن، bible_en_fa And the remnant of the oil that is in the priest's hand he shall pour upon the head of him that is to be cleansed: and the priest shall make an atonement for him before the LORD. و دو فاخته یا دو جوجه کبوتر، آنچه دستش به آن برسد، و یکی قربانی گناه و دیگری قربانی سوختنی بشود. bible_en_fa And the priest shall offer the sin offering, and make an atonement for him that is to be cleansed from his uncleanness; and afterward he shall kill the burnt offering: «و در روز هشتم آنها را نزد کاهن به درخیمه اجتماع برای طهارت خود به حضور خداوند بیاورد. bible_en_fa And the priest shall offer the burnt offering and the meat offering upon the altar: and the priest shall make an atonement for him, and he shall be clean. و کاهن بره قربانی جرم و لج روغن را بگیرد و کاهن آنها را برای هدیه جنبانیدنی به حضور خداوند بجنباند. bible_en_fa And if he be poor, and cannot get so much; then he shall take one lamb for a trespass offering to be waved, to make an atonement for him, and one tenth deal of fine flour mingled with oil for a meat offering, and a log of oil; وقربانی جرم را ذبح نماید و کاهن از خون قربانی جرم گرفته، بر نرمه گوش راست و شست دست راست و شست پای راست کسی‌که تطهیرمی شود بمالد. bible_en_fa And two turtledoves, or two young pigeons, such as he is able to get; and the one shall be a sin offering, and the other a burnt offering. و کاهن قدری از روغن را به کف دست چپ خود بریزد. bible_en_fa And he shall bring them on the eighth day for his cleansing unto the priest, unto the door of the tabernacle of the congregation, before the LORD. و کاهن از روغنی که دردست چپ خود دارد، به انگشت راست خودهفت مرتبه به حضور خداوند بپاشد. bible_en_fa And the priest shall take the lamb of the trespass offering, and the log of oil, and the priest shall wave them for a wave offering before the LORD: و کاهن ازروغنی که در دست دارد بر نرمه گوش راست و برشست دست راست و بر شست پای راست کسی‌که تطهیر می‌شود، بر جای خون قربانی جرم بمالد. bible_en_fa And he shall kill the lamb of the trespass offering, and the priest shall take some of the blood of the trespass offering, and put it upon the tip of the right ear of him that is to be cleansed, and upon the thumb of his right hand, and upon the great toe of his right foot: و بقیه روغنی که در دست کاهن است آن را بر سر کسی‌که تطهیر می‌شود بمالد تا برای وی به حضور خداوند کفاره کند. bible_en_fa And the priest shall pour of the oil into the palm of his own left hand: و یکی از دوفاخته یا از دو جوجه کبوتر را از آنچه دستش به آن رسیده باشد بگذراند. bible_en_fa And the priest shall sprinkle with his right finger some of the oil that is in his left hand seven times before the LORD: یعنی هر‌آنچه دست وی به آن برسد، یکی را برای قربانی گناه ودیگری را برای قربانی سوختنی با هدیه آردی. وکاهن برای کسی‌که تطهیر می‌شود به حضورخداوند کفاره خواهد کرد.» bible_en_fa And the priest shall put of the oil that is in his hand upon the tip of the right ear of him that is to be cleansed, and upon the thumb of his right hand, and upon the great toe of his right foot, upon the place of the blood of the trespass offering: این است قانون کسی‌که بلای برص دارد، و دست وی به تطهیرخود نمی رسد. bible_en_fa And the rest of the oil that is in the priest's hand he shall put upon the head of him that is to be cleansed, to make an atonement for him before the LORD. و خداوند موسی و هارون را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And he shall offer the one of the turtledoves, or of the young pigeons, such as he can get; «چون به زمین کنعان که من آن را به شمابه ملکیت می‌دهم داخل شوید، و بلای برص رادر خانه‌ای از زمین ملک شما عارض گردانم، bible_en_fa Even such as he is able to get, the one for a sin offering, and the other for a burnt offering, with the meat offering: and the priest shall make an atonement for him that is to be cleansed before the LORD. آنگاه صاحب‌خانه آمده، کاهن را اطلاع داده، بگوید که مرا به نظر می‌آید که مثل بلا در خانه است. bible_en_fa This is the law of him in whom is the plague of leprosy, whose hand is not able to get that which pertaineth to his cleansing. و کاهن امر فرماید تا قبل از داخل شدن کاهن برای دیدن بلا، خانه را خالی کنند، مباداآنچه در خانه است نجس شود، و بعد از آن کاهن برای دیدن خانه داخل شود، bible_en_fa And the LORD spake unto Moses and unto Aaron, saying, و بلا را ملاحظه نماید. اگر بلا در دیوارهای خانه از خطهای مایل به سبزی یا سرخی باشد، و از سطح دیوار گودتربنماید، bible_en_fa When ye be come into the land of Canaan, which I give to you for a possession, and I put the plague of leprosy in a house of the land of your possession; پس کاهن از خانه نزد در بیرون رود وخانه را هفت روز ببندد. bible_en_fa And he that owneth the house shall come and tell the priest, saying, It seemeth to me there is as it were a plague in the house: و در روز هفتم کاهن باز بیاید و ملاحظه نماید اگر بلا در دیوارهای خانه پهن شده باشد، bible_en_fa Then the priest shall command that they empty the house, before the priest go into it to see the plague, that all that is in the house be not made unclean: and afterward the priest shall go in to see the house: آنگاه کاهن امر فرماید تاسنگهایی را که بلا در آنهاست کنده، آنها را به‌جای ناپاک بیرون شهر بیندازند. bible_en_fa And he shall look on the plague, and, behold, if the plague be in the walls of the house with hollow strakes, greenish or reddish, which in sight are lower than the wall; و اندرون خانه را از هر طرف بتراشند و خاکی را که تراشیده باشند به‌جای ناپاک بیرون شهر بریزند. bible_en_fa Then the priest shall go out of the house to the door of the house, and shut up the house seven days: وسنگهای دیگر گرفته، به‌جای آن سنگها بگذارندو خاک دیگر گرفته، خانه را اندود کنند. bible_en_fa And the priest shall come again the seventh day, and shall look: and, behold, if the plague be spread in the walls of the house; و اگربلا برگردد و بعد از کندن سنگها و تراشیدن واندود کردن خانه باز در خانه بروز کند، bible_en_fa Then the priest shall command that they take away the stones in which the plague is, and they shall cast them into an unclean place without the city: پس کاهن بیاید و ملاحظه نماید. اگر بلا در خانه پهن شده باشد این برص مفسد در خانه است و آن نجس است. bible_en_fa And he shall cause the house to be scraped within round about, and they shall pour out the dust that they scrape off without the city into an unclean place: پس خانه را خراب کند باسنگهایش و چوبش و تمامی خاک خانه و به‌جای ناپاک بیرون شهر بیندازند. bible_en_fa And they shall take other stones, and put them in the place of those stones; and he shall take other morter, and shall plaister the house. و هر‌که داخل خانه شود در تمام روزهایی که بسته باشد تا شام نجس خواهد بود. bible_en_fa And if the plague come again, and break out in the house, after that he hath taken away the stones, and after he hath scraped the house, and after it is plaistered; و هر‌که در خانه بخوابدرخت خود را بشوید و هر‌که در خانه چیزی خورد، رخت خود را بشوید. bible_en_fa Then the priest shall come and look, and, behold, if the plague be spread in the house, it is a fretting leprosy in the house: it is unclean. و چون کاهن بیاید و ملاحظه نماید اگر بعد از اندود کردن خانه بلا در خانه پهن نشده باشد، پس کاهن حکم به طهارت خانه بدهد، زیرا بلا رفع شده است. bible_en_fa And he shall break down the house, the stones of it, and the timber thereof, and all the morter of the house; and he shall carry them forth out of the city into an unclean place. وبرای تطهیر خانه دو گنجشک و چوب ارز و قرمزو زوفا بگیرد. bible_en_fa Moreover he that goeth into the house all the while that it is shut up shall be unclean until the even. و یک گنجشک را در ظرف سفالین بر آب روان ذبح نماید، bible_en_fa And he that lieth in the house shall wash his clothes; and he that eateth in the house shall wash his clothes. و چوب ارز وزوفا و قرمز و گنجشک زنده را گرفته، آنها را به خون گنجشک ذبح شده و آب روان فرو برد، وهفت مرتبه بر خانه بپاشد. bible_en_fa And if the priest shall come in, and look upon it, and, behold, the plague hath not spread in the house, after the house was plaistered: then the priest shall pronounce the house clean, because the plague is healed. و خانه را به خون گنجشک و به آب روان و به گنجشک زنده و به چوب ارز و زوفا و قرمز تطهیر نماید. bible_en_fa And he shall take to cleanse the house two birds, and cedar wood, and scarlet, and hyssop: وگنجشک زنده را بیرون شهر به سوی صحرا رهاکند، و خانه را کفاره نماید و طاهر خواهد بود.» bible_en_fa And he shall kill the one of the birds in an earthen vessel over running water: این است قانون، برای هر بلای برص و برای سعفه، bible_en_fa And he shall take the cedar wood, and the hyssop, and the scarlet, and the living bird, and dip them in the blood of the slain bird, and in the running water, and sprinkle the house seven times: و برای برص رخت و خانه، bible_en_fa And he shall cleanse the house with the blood of the bird, and with the running water, and with the living bird, and with the cedar wood, and with the hyssop, and with the scarlet: و برای آماس و قوبا و لکه براق.و برای تعلیم دادن که چه وقت نجس می‌باشد و چه وقت طاهر. این قانون برص است. bible_en_fa But he shall let go the living bird out of the city into the open fields, and make an atonement for the house: and it shall be clean. و برای تعلیم دادن که چه وقت نجس می‌باشد و چه وقت طاهر. این قانون برص است. bible_en_fa This is the law for all manner of plague of leprosy, and scall, و خداوند موسی و هارون را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And for the leprosy of a garment, and of a house, «بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، به ایشان بگویید: مردی که جریان از بدن خود دارد او به‌سبب جریانش نجس است. bible_en_fa And for a rising, and for a scab, and for a bright spot: واین است نجاستش، به‌سبب جریان او، خواه جریانش از گوشتش روان باشد خواه جریانش ازگوشتش بسته باشد. این نجاست اوست. bible_en_fa To teach when it is unclean, and when it is clean: this is the law of leprosy. هربستری که صاحب جریان بر آن بخوابد نجس است، و هر‌چه بر آن بنشیند نجس است. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses and to Aaron, saying, و هرکه بستر او را لمس نماید، رخت خود را بشوید، وبه آب غسل کند، و تا شام نجس باشد. bible_en_fa Speak unto the children of Israel, and say unto them, When any man hath a running issue out of his flesh, because of his issue he is unclean. و هر‌که بنشیند بر هر‌چه صاحب جریان بر آن نشسته بود، رخت خود را بشوید و به آب غسل کند، وتا شام نجس باشد. bible_en_fa And this shall be his uncleanness in his issue: whether his flesh run with his issue, or his flesh be stopped from his issue, it is his uncleanness. و هر‌که بدن صاحب جریان رالمس کند رخت خود را بشوید و به آب غسل کند و تا شام نجس باشد. bible_en_fa Every bed, whereon he lieth that hath the issue, is unclean: and every thing, whereon he sitteth, shall be unclean. و اگر صاحب جریان، بر شخص طاهر آب دهن اندازد، آن کس رخت خود را بشوید، و به آب غسل کند، و تا شام نجس باشد. bible_en_fa And whosoever toucheth his bed shall wash his clothes, and bathe himself in water, and be unclean until the even. و هر زینی که صاحب جریان بر آن سوارشود، نجس باشد. bible_en_fa And he that sitteth on any thing whereon he sat that hath the issue shall wash his clothes, and bathe himself in water, and be unclean until the even. و هر‌که چیزی را که زیر اوبوده باشد لمس نماید تا شام نجس بوده، و هر‌که این چیزها را بردارد، رخت خود را بشوید، و به آب غسل کند و تا شام نجس باشد. bible_en_fa And he that toucheth the flesh of him that hath the issue shall wash his clothes, and bathe himself in water, and be unclean until the even. و هر کسی را که صاحب جریان لمس نماید، و دست خود رابه آب نشسته باشد، رخت خود را بشوید، وبه آب غسل کند و تا شام نجس باشد. bible_en_fa And if he that hath the issue spit upon him that is clean; then he shall wash his clothes, and bathe himself in water, and be unclean until the even. و ظرف سفالین که صاحب جریان آن را لمس نماید، شکسته شود، و هر ظرف چوبین به آب شسته شود. bible_en_fa And what saddle soever he rideth upon that hath the issue shall be unclean. و چون صاحب جریان از جریان خودطاهر شده باشد، آنگاه هفت روز برای تطهیرخود بشمارد، و رخت خود را بشوید و بدن خودرا به آب غسل دهد و طاهر باشد. bible_en_fa And whosoever toucheth any thing that was under him shall be unclean until the even: and he that beareth any of those things shall wash his clothes, and bathe himself in water, and be unclean until the even. و در روزهشتم دو فاخته یا دو جوجه کبوتر بگیرد، و به حضور خداوند به در خیمه اجتماع آمده، آنها رابه کاهن بدهد. bible_en_fa And whomsoever he toucheth that hath the issue, and hath not rinsed his hands in water, he shall wash his clothes, and bathe himself in water, and be unclean until the even. و کاهن آنها را بگذراند، یکی برای قربانی گناه و دیگری برای قربانی سوختنی. و کاهن برای وی به حضور خداوند جریانش راکفاره خواهد کرد. bible_en_fa And the vessel of earth, that he toucheth which hath the issue, shall be broken: and every vessel of wood shall be rinsed in water. و چون منی از کسی درآیدتمامی بدن خود را به آب غسل دهد، وتا شام نجس باشد. bible_en_fa And when he that hath an issue is cleansed of his issue; then he shall number to himself seven days for his cleansing, and wash his clothes, and bathe his flesh in running water, and shall be clean. و هر رخت و هر چرمی که منی برآن باشد به آب شسته شود، و تا شام نجس باشد. bible_en_fa And on the eighth day he shall take to him two turtledoves, or two young pigeons, and come before the LORD unto the door of the tabernacle of the congregation, and give them unto the priest: و هر زنی که مرد با او بخوابد و انزال کند، به آب غسل کنند و تا شام نجس باشند. bible_en_fa And the priest shall offer them, the one for a sin offering, and the other for a burnt offering; and the priest shall make an atonement for him before the LORD for his issue. «و اگر زنی جریان دارد، و جریانی که دربدنش است خون باشد، هفت روز در حیض خودبماند. و هر‌که او را لمس نماید، تا شام نجس باشد. bible_en_fa And if any man's seed of copulation go out from him, then he shall wash all his flesh in water, and be unclean until the even. و بر هر چیزی که در حیض خود بخوابدنجس باشد، و بر هر چیزی که بنشیند نجس باشد. bible_en_fa And every garment, and every skin, whereon is the seed of copulation, shall be washed with water, and be unclean until the even. و هر‌که بستر او را لمس کند، رخت خود را بشوید، و به آب غسل کند و تا شام نجس باشد. bible_en_fa The woman also with whom man shall lie with seed of copulation, they shall both bathe themselves in water, and be unclean until the even. و هر‌که چیزی را که او بر آن نشسته بود لمس نماید رخت خود را بشوید، و به آب غسل کند، وتا شام نجس باشد. bible_en_fa And if a woman have an issue, and her issue in her flesh be blood, she shall be put apart seven days: and whosoever toucheth her shall be unclean until the even. و اگر آن بر بستر باشد یا برهر چیزی که او بر آن نشسته بود، چون آن چیز رالمس کند تا شام نجس باشد. bible_en_fa And every thing that she lieth upon in her separation shall be unclean: every thing also that she sitteth upon shall be unclean. و اگر مردی با اوهم بستر شود و حیض او بر وی باشد تا هفت روزنجس خواهد بود. و هر بستری که بر آن بخوابدنجس خواهد بود. bible_en_fa And whosoever toucheth her bed shall wash his clothes, and bathe himself in water, and be unclean until the even. و زنی که روزهای بسیار، غیر از زمان حیض خود جریان خون دارد، یازیاده از زمان حیض خود جریان دارد، تمامی روزهای جریان نجاستش مثل روزهای حیضش خواهد بود. او نجس است. bible_en_fa And whosoever toucheth any thing that she sat upon shall wash his clothes, and bathe himself in water, and be unclean until the even. و هر بستری که درروزهای جریان خود بر آن بخوابد، مثل بسترحیضش برای وی خواهد بود. و هر چیزی که برآن بنشیند مثل نجاست حیضش نجس خواهدبود. bible_en_fa And if it be on her bed, or on any thing whereon she sitteth, when he toucheth it, he shall be unclean until the even. و هر‌که این چیزها را لمس نماید نجس می‌باشد. پس رخت خود را بشوید و به آب غسل کند و تا شام نجس باشد. bible_en_fa And if any man lie with her at all, and her flowers be upon him, he shall be unclean seven days; and all the bed whereon he lieth shall be unclean. و اگر از جریان خودطاهر شده باشد، هفت روز برای خود بشمارد، وبعد از آن طاهر خواهد بود. bible_en_fa And if a woman have an issue of her blood many days out of the time of her separation, or if it run beyond the time of her separation; all the days of the issue of her uncleanness shall be as the days of her separation: she shall be unclean. و در روز هشتم دوفاخته یا دو جوجه کبوتر بگیرد، و آنها را نزد کاهن به در خیمه اجتماع بیاورد. bible_en_fa Every bed whereon she lieth all the days of her issue shall be unto her as the bed of her separation: and whatsoever she sitteth upon shall be unclean, as the uncleanness of her separation. و کاهن یکی رابرای قربانی گناه و دیگری را برای قربانی سوختنی بگذراند. و کاهن برای وی نجاست جریانش را به حضور خداوند کفاره کند. bible_en_fa And whosoever toucheth those things shall be unclean, and shall wash his clothes, and bathe himself in water, and be unclean until the even. پس بنی‌اسرائیل را از نجاست ایشان جدا خواهیدکرد، مبادا مسکن مرا که در میان ایشان است نجس سازند و در نجاست خود بمیرند.» bible_en_fa But if she be cleansed of her issue, then she shall number to herself seven days, and after that she shall be clean. این است قانون کسی‌که جریان دارد، و کسی‌که منی از وی درآید و از آن نجس شده باشد.و حایض درحیضش و هر‌که جریان دارد خواه مرد خواه زن، و مردی که با زن نجس همبستر شود. bible_en_fa And on the eighth day she shall take unto her two turtles, or two young pigeons, and bring them unto the priest, to the door of the tabernacle of the congregation. و حایض درحیضش و هر‌که جریان دارد خواه مرد خواه زن، و مردی که با زن نجس همبستر شود. bible_en_fa And the priest shall offer the one for a sin offering, and the other for a burnt offering; and the priest shall make an atonement for her before the LORD for the issue of her uncleanness. و خداوند موسی را بعد از مردن دو پسرهارون، وقتی که نزد خداوند آمدند ومردند خطاب کرده، گفت: bible_en_fa Thus shall ye separate the children of Israel from their uncleanness; that they die not in their uncleanness, when they defile my tabernacle that is among them. «پس خداوند به موسی گفت: برادر خود هارون را بگو که به قدس درون حجاب پیش کرسی رحمت که بر تابوت است همه وقت داخل نشود، مبادا بمیرد، زیرا که در ابر بر کرسی رحمت ظاهر خواهم شد. bible_en_fa This is the law of him that hath an issue, and of him whose seed goeth from him, and is defiled therewith; و بااین چیزها هارون داخل قدس بشود، با گوساله‌ای برای قربانی گناه، و قوچی برای قربانی سوختنی. bible_en_fa And of her that is sick of her flowers, and of him that hath an issue, of the man, and of the woman, and of him that lieth with her that is unclean. و پیراهن کتان مقدس را بپوشد، و زیر جامه کتان بر بدنش باشد، و به کمربند کتان بسته شود، و به عمامه کتان معمم باشد. اینها رخت مقدس است. پس بدن خود را به آب غسل داده، آنها را بپوشد. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses after the death of the two sons of Aaron, when they offered before the LORD, and died; و از جماعت بنی‌اسرائیل دو بز نرینه برای قربانی گناه، و یک قوچ برای قربانی سوختنی بگیرد. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Speak unto Aaron thy brother, that he come not at all times into the holy place within the vail before the mercy seat, which is upon the ark; that he die not: for I will appear in the cloud upon the mercy seat. و هارون گوساله قربانی گناه را که برای خود اوست بگذراند، و برای خود و اهل خانه خود کفاره نماید. bible_en_fa Thus shall Aaron come into the holy place: with a young bullock for a sin offering, and a ram for a burnt offering. و دو بز را بگیرد و آنها را به حضور خداوند به در خیمه اجتماع حاضر سازد. bible_en_fa He shall put on the holy linen coat, and he shall have the linen breeches upon his flesh, and shall be girded with a linen girdle, and with the linen mitre shall he be attired: these are holy garments; therefore shall he wash his flesh in water, and so put them on. و هارون بر آن دو بز قرعه اندازد، یک قرعه برای خداوند و یک قرعه برای عزازیل. bible_en_fa And he shall take of the congregation of the children of Israel two kids of the goats for a sin offering, and one ram for a burnt offering. و هارون بزی را که قرعه برای خداوند بر آن برآمد نزدیک بیاورد، و بجهت قربانی گناه بگذراند. bible_en_fa And Aaron shall offer his bullock of the sin offering, which is for himself, and make an atonement for himself, and for his house. و بزی که قرعه برای عزازیل بر آن برآمد به حضور خداوندزنده حاضر شود، و بر آن کفاره نماید و آن را برای عزازیل به صحرا بفرستد. bible_en_fa And he shall take the two goats, and present them before the LORD at the door of the tabernacle of the congregation. «و هارون گاو قربانی گناه را که برای خوداوست نزدیک بیاورد، و برای خود و اهل خانه خود کفاره نماید، و گاو قربانی گناه را که برای خود اوست ذبح کند. bible_en_fa And Aaron shall cast lots upon the two goats; one lot for the LORD, and the other lot for the scapegoat. و مجمری پر از زغال آتش از روی مذبح که به حضور خداوند است ودو مشت پر از بخور معطر کوبیده شده برداشته، به اندرون حجاب بیاورد. bible_en_fa And Aaron shall bring the goat upon which the LORD's lot fell, and offer him for a sin offering. و بخور را بر آتش به حضور خداوند بنهد تا ابر بخور کرسی رحمت راکه بر تابوت شهادت است بپوشاند، مبادا بمیرد. bible_en_fa But the goat, on which the lot fell to be the scapegoat, shall be presented alive before the LORD, to make an atonement with him, and to let him go for a scapegoat into the wilderness. و از خون گاو گرفته، بر کرسی رحمت به انگشت خود به طرف مشرق بپاشد، و قدری ازخون را پیش روی کرسی رحمت هفت مرتبه بپاشد. bible_en_fa And Aaron shall bring the bullock of the sin offering, which is for himself, and shall make an atonement for himself, and for his house, and shall kill the bullock of the sin offering which is for himself: پس بز قربانی گناه را که برای قوم است ذبح نماید، و خونش را به اندرون حجاب بیاورد، وبا خونش چنانکه با خون گاو عمل کرده بودعمل کند، و آن را بر کرسی رحمت و پیش روی کرسی رحمت بپاشد. bible_en_fa And he shall take a censer full of burning coals of fire from off the altar before the LORD, and his hands full of sweet incense beaten small, and bring it within the vail: و برای قدس کفاره نماید به‌سبب نجاسات بنی‌اسرائیل، و به‌سبب تقصیرهای ایشان با تمامی گناهان ایشان، و برای خیمه اجتماع که با ایشان در میان نجاسات ایشان ساکن است، همچنین بکند. bible_en_fa And he shall put the incense upon the fire before the LORD, that the cloud of the incense may cover the mercy seat that is upon the testimony, that he die not: و هیچکس درخیمه اجتماع نباشد، و از وقتی که برای کردن کفاره داخل قدس بشود تا وقتی که بیرون آید، پس برای خود و برای اهل خانه خود و برای تمامی جماعت اسرائیل کفاره خواهد کرد. bible_en_fa And he shall take of the blood of the bullock, and sprinkle it with his finger upon the mercy seat eastward; and before the mercy seat shall he sprinkle of the blood with his finger seven times. پس نزد مذبح که به حضور خداوند است بیرون آید، و برای آن کفاره نماید، و از خون گاو و ازخون بز گرفته، آن را بر شاخه های مذبح بهر طرف بپاشد. bible_en_fa Then shall he kill the goat of the sin offering, that is for the people, and bring his blood within the vail, and do with that blood as he did with the blood of the bullock, and sprinkle it upon the mercy seat, and before the mercy seat: و قدری از خون را به انگشت خود هفت مرتبه بر آن بپاشد و آن را تطهیر کند، و آن رااز نجاسات بنی‌اسرائیل تقدیس نماید. bible_en_fa And he shall make an atonement for the holy place, because of the uncleanness of the children of Israel, and because of their transgressions in all their sins: and so shall he do for the tabernacle of the congregation, that remaineth among them in the midst of their uncleanness. «و چون از کفاره نمودن برای قدس و برای خیمه اجتماع و برای مذبح فارغ شود، آنگاه بززنده را نزدیک بیاورد. bible_en_fa And there shall be no man in the tabernacle of the congregation when he goeth in to make an atonement in the holy place, until he come out, and have made an atonement for himself, and for his household, and for all the congregation of Israel. و هارون دو دست خودرا بر سر بز زنده بنهد، و همه خطایای بنی‌اسرائیل و همه تقصیرهای ایشان را با همه گناهان ایشان اعتراف نماید، و آنها را بر سر بز بگذارد و آن را به‌دست شخص حاضر به صحرا بفرستد. bible_en_fa And he shall go out unto the altar that is before the LORD, and make an atonement for it; and shall take of the blood of the bullock, and of the blood of the goat, and put it upon the horns of the altar round about. و بزهمه گناهان ایشان را به زمین ویران بر خودخواهد برد. پس بز را به صحرا رها کند. bible_en_fa And he shall sprinkle of the blood upon it with his finger seven times, and cleanse it, and hallow it from the uncleanness of the children of Israel. وهارون به خیمه اجتماع داخل شود، و رخت کتان را که در وقت داخل شدن به قدس پوشیده بودبیرون کرده، آنها را در آنجا بگذارد. bible_en_fa And when he hath made an end of reconciling the holy place, and the tabernacle of the congregation, and the altar, he shall bring the live goat: و بدن خود را در جای مقدس به آب غسل دهد، ورخت خود را پوشیده، بیرون آید، و قربانی سوختنی خود و قربانی سوختنی قوم را بگذراند، و برای خود و برای قوم کفاره نماید. bible_en_fa And Aaron shall lay both his hands upon the head of the live goat, and confess over him all the iniquities of the children of Israel, and all their transgressions in all their sins, putting them upon the head of the goat, and shall send him away by the hand of a fit man into the wilderness: و پیه قربانی گناه را بر مذبح بسوزاند. bible_en_fa And the goat shall bear upon him all their iniquities unto a land not inhabited: and he shall let go the goat in the wilderness. و آنکه بز رابرای عزازیل رها کرد رخت خود را بشوید و بدن خود را به آب غسل دهد، و بعد از آن به لشکرگاه داخل شود. bible_en_fa And Aaron shall come into the tabernacle of the congregation, and shall put off the linen garments, which he put on when he went into the holy place, and shall leave them there: و گاو قربانی گناه و بز قربانی گناه را که خون آنها به قدس برای کردن کفاره آورده شد، بیرون لشکرگاه برده شود، و پوست و گوشت و سرگین آنها را به آتش بسوزانند. bible_en_fa And he shall wash his flesh with water in the holy place, and put on his garments, and come forth, and offer his burnt offering, and the burnt offering of the people, and make an atonement for himself, and for the people. و آنکه آنهارا سوزانید رخت خود را بشوید و بدن خود را به آب غسل دهد، و بعد از آن به لشکرگاه داخل شود. bible_en_fa And the fat of the sin offering shall he burn upon the altar. «و این برای شما فریضه دائمی باشد، که درروز دهم از ماه هفتم جانهای خود را ذلیل سازید، و هیچ کار مکنید، خواه متوطن خواه غریبی که درمیان شما ماوا گزیده باشد. bible_en_fa And he that let go the goat for the scapegoat shall wash his clothes, and bathe his flesh in water, and afterward come into the camp. زیرا که در آن روزکفاره برای تطهیر شما کرده خواهد شد، و ازجمیع گناهان خود به حضور خداوند طاهرخواهید شد. bible_en_fa And the bullock for the sin offering, and the goat for the sin offering, whose blood was brought in to make atonement in the holy place, shall one carry forth without the camp; and they shall burn in the fire their skins, and their flesh, and their dung. این سبت آرامی برای شماست، پس جانهای خود را ذلیل سازید. این است فریضه دائمی. bible_en_fa And he that burneth them shall wash his clothes, and bathe his flesh in water, and afterward he shall come into the camp. و کاهنی که مسح شده، و تخصیص شده باشد، تا در جای پدر خود کهانت نمایدکفاره را بنماید. و رختهای کتان یعنی رختهای مقدس را بپوشد. bible_en_fa And this shall be a statute for ever unto you: that in the seventh month, on the tenth day of the month, ye shall afflict your souls, and do no work at all, whether it be one of your own country, or a stranger that sojourneth among you: و برای قدس مقدس کفاره نماید، و برای خیمه اجتماع و مذبح کفاره نماید، و برای کهنه و تمامی جماعت قوم کفاره نماید.و این برای شما فریضه دائمی خواهد بود تابرای بنی‌اسرائیل از تمامی گناهان ایشان یک مرتبه هر سال کفاره شود.» پس چنانکه خداوندموسی را امر فرمود، همچنان بعمل آورد. bible_en_fa For on that day shall the priest make an atonement for you, to cleanse you, that ye may be clean from all your sins before the LORD. و این برای شما فریضه دائمی خواهد بود تابرای بنی‌اسرائیل از تمامی گناهان ایشان یک مرتبه هر سال کفاره شود.» پس چنانکه خداوندموسی را امر فرمود، همچنان بعمل آورد. bible_en_fa It shall be a sabbath of rest unto you, and ye shall afflict your souls, by a statute for ever. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And the priest, whom he shall anoint, and whom he shall consecrate to minister in the priest's office in his father's stead, shall make the atonement, and shall put on the linen clothes, even the holy garments: «هارون و پسرانش و جمیع بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، به ایشان بگو: این است کاری که خداوند می‌فرماید و می‌گوید: bible_en_fa And he shall make an atonement for the holy sanctuary, and he shall make an atonement for the tabernacle of the congregation, and for the altar, and he shall make an atonement for the priests, and for all the people of the congregation. هرشخصی از خاندان اسرائیل که گاو یا گوسفند یا بزدر لشکرگاه ذبح نماید، یا آنکه بیرون لشکرگاه ذبح نماید، bible_en_fa And this shall be an everlasting statute unto you, to make an atonement for the children of Israel for all their sins once a year. And he did as the LORD commanded Moses. و آن را به در خیمه اجتماع نیاورد، تاقربانی برای خداوند پیش مسکن خداوندبگذراند، بر آن شخص خون محسوب خواهدشد. او خون ریخته است و آن شخص از قوم خود منقطع خواهد شد. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, تا آنکه بنی‌اسرائیل ذبایح خود را که در صحرا ذبح می‌کنند بیاورند، یعنی برای خداوند به در خیمه اجتماع نزد کاهن آنها را بیاورند، و آنها را بجهت ذبایح سلامتی برای خداوند ذبح نمایند. bible_en_fa Speak unto Aaron, and unto his sons, and unto all the children of Israel, and say unto them; This is the thing which the LORD hath commanded, saying, و کاهن خون را برمذبح خداوند نزد در خیمه اجتماع بپاشد، و پیه را بسوزاند تا عطر خوشبو برای خداوند شود. bible_en_fa What man soever there be of the house of Israel, that killeth an ox, or lamb, or goat, in the camp, or that killeth it out of the camp, وبعد از این، ذبایح خود را برای دیوهایی که درعقب آنها زنا می‌کنند دیگر ذبح ننمایند. این برای ایشان در پشتهای ایشان فریضه دائمی خواهدبود. bible_en_fa And bringeth it not unto the door of the tabernacle of the congregation, to offer an offering unto the LORD before the tabernacle of the LORD; blood shall be imputed unto that man; he hath shed blood; and that man shall be cut off from among his people: «و ایشان را بگو: هر کس از خاندان اسرائیل و از غریبانی که در میان شما ماوا گزینند که قربانی سوختنی یا ذبیحه بگذراند، bible_en_fa To the end that the children of Israel may bring their sacrifices, which they offer in the open field, even that they may bring them unto the LORD, unto the door of the tabernacle of the congregation, unto the priest, and offer them for peace offerings unto the LORD. و آن را به درخیمه اجتماع نیاورد، تا آن را برای خداوندبگذراند. آن شخص از قوم خود منقطع خواهدشد. bible_en_fa And the priest shall sprinkle the blood upon the altar of the LORD at the door of the tabernacle of the congregation, and burn the fat for a sweet savour unto the LORD. و هر کس از خاندان اسرائیل یا از غریبانی که در میان شما ماوا گزینند که هر قسم خون رابخورد، من روی خود را بر آن شخصی که خون خورده باشد برمی گردانم، و او را از میان قومش منقطع خواهم ساخت. bible_en_fa And they shall no more offer their sacrifices unto devils, after whom they have gone a whoring. This shall be a statute for ever unto them throughout their generations. زیرا که جان جسد درخون است، و من آن را بر مذبح به شما داده‌ام تابرای جانهای شما کفاره کند، زیرا خون است که برای جان کفاره می‌کند. bible_en_fa And thou shalt say unto them, Whatsoever man there be of the house of Israel, or of the strangers which sojourn among you, that offereth a burnt offering of sacrifice, بنابراین بنی‌اسرائیل را گفته‌ام: هیچکس از شما خون نخورد و غریبی که در میان شما ماوا گزیند خون نخورد. bible_en_fa And bringeth it not unto the door of the tabernacle of the congregation, to offer it unto the LORD; even that man shall be cut off from among his people. و هرشخص از بنی‌اسرائیل یا از غریبانی که در میان شما ماوا گزینند، که هر جانور یا مرغی را که خورده می‌شود صید کند، پس خون آن را بریزد وبه خاک بپوشاند. bible_en_fa And whatsoever man there be of the house of Israel, or of the strangers that sojourn among you, that eateth any manner of blood; I will even set my face against that soul that eateth blood, and will cut him off from among his people. زیرا جان هر ذی جسد خون آن و جان آن یکی است، پس بنی‌اسرائیل راگفته‌ام خون هیچ ذی جسد را مخورید، زیرا جان هر ذی جسد خون آن است، هر‌که آن را بخوردمنقطع خواهد شد. bible_en_fa For the life of the flesh is in the blood: and I have given it to you upon the altar to make an atonement for your souls: for it is the blood that maketh an atonement for the soul. و هر کسی از متوطنان یا ازغریبانی که میته یا دریده شده‌ای بخورد، رخت خود را بشوید، و به آب غسل کند و تا شام نجس باشد. پس طاهر خواهد شد.و اگر آن را نشویدو بدن خود را غسل ندهد، متحمل گناه خودخواهد بود.» bible_en_fa Therefore I said unto the children of Israel, No soul of you shall eat blood, neither shall any stranger that sojourneth among you eat blood. و اگر آن را نشویدو بدن خود را غسل ندهد، متحمل گناه خودخواهد بود.» bible_en_fa And whatsoever man there be of the children of Israel, or of the strangers that sojourn among you, which hunteth and catcheth any beast or fowl that may be eaten; he shall even pour out the blood thereof, and cover it with dust. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa For it is the life of all flesh; the blood of it is for the life thereof: therefore I said unto the children of Israel, Ye shall eat the blood of no manner of flesh: for the life of all flesh is the blood thereof: whosoever eateth it shall be cut off. «بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، به ایشان بگو: من یهوه خدای شما هستم. bible_en_fa And every soul that eateth that which died of itself, or that which was torn with beasts, whether it be one of your own country, or a stranger, he shall both wash his clothes, and bathe himself in water, and be unclean until the even: then shall he be clean. مثل اعمال زمین مصر که در آن ساکن می‌بودید عمل منمایید، و مثل اعمال زمین کنعان که من شما را به آنجا داخل خواهم کرد عمل منمایید، و برحسب فرایض ایشان رفتار مکنید. bible_en_fa But if he wash them not, nor bathe his flesh; then he shall bear his iniquity. احکام مرا بجاآورید و فرایض مرا نگاه دارید تا در آنها رفتارنمایید، من یهوه خدای شما هستم. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, پس فرایض و احکام مرا نگاه دارید، که هر آدمی که آنها را بجاآورد در آنها زیست خواهد کرد، من یهوه هستم. bible_en_fa Speak unto the children of Israel, and say unto them, I am the LORD your God. هیچ‌کس به احدی از اقربای خویش نزدیکی ننماید تا کشف عورت او بکند. من یهوه هستم. bible_en_fa After the doings of the land of Egypt, wherein ye dwelt, shall ye not do: and after the doings of the land of Canaan, whither I bring you, shall ye not do: neither shall ye walk in their ordinances. عورت پدر خود یعنی مادر خود را کشف منما؛ او مادر توست. کشف عورت او مکن. bible_en_fa Ye shall do my judgments, and keep mine ordinances, to walk therein: I am the LORD your God. عورت زن پدر خود را کشف مکن. آن عورت پدر تو است. bible_en_fa Ye shall therefore keep my statutes, and my judgments: which if a man do, he shall live in them: I am the LORD. عورت خواهر خود، خواه دختر پدرت، خواه دختر مادرت چه مولود در خانه، چه مولودبیرون، عورت ایشان را کشف منما. bible_en_fa None of you shall approach to any that is near of kin to him, to uncover their nakedness: I am the LORD. عورت دختر پسرت و دختر دخترت، عورت ایشان را کشف مکن، زیرا که اینها عورت تو است. bible_en_fa The nakedness of thy father, or the nakedness of thy mother, shalt thou not uncover: she is thy mother; thou shalt not uncover her nakedness. عورت دختر زن پدرت که از پدر تو زاییده شده باشد، او خواهر تو است کشف عورت او رامکن. bible_en_fa The nakedness of thy father's wife shalt thou not uncover: it is thy father's nakedness. عورت خواهر پدر خود را کشف مکن، او از اقربای پدر تو است. bible_en_fa The nakedness of thy sister, the daughter of thy father, or daughter of thy mother, whether she be born at home, or born abroad, even their nakedness thou shalt not uncover. عورت خواهرمادر خود را کشف مکن، او از اقربای مادر تواست. bible_en_fa The nakedness of thy son's daughter, or of thy daughter's daughter, even their nakedness thou shalt not uncover: for theirs is thine own nakedness. عورت برادر پدر خود را کشف مکن، وبه زن او نزدیکی منما. او (به منزله ) عمه تو است. bible_en_fa The nakedness of thy father's wife's daughter, begotten of thy father, she is thy sister, thou shalt not uncover her nakedness. عورت عروس خود را کشف مکن، او زن پسرتو است. عورت او را کشف مکن. bible_en_fa Thou shalt not uncover the nakedness of thy father's sister: she is thy father's near kinswoman. عورت زن برادر خود را کشف مکن. آن عورت برادر تواست. bible_en_fa Thou shalt not uncover the nakedness of thy mother's sister: for she is thy mother's near kinswoman. عورت زنی را با دخترش کشف مکن. ودختر پسر او یا دختر دختر او را مگیر، تا عورت او را کشف کنی. اینان از اقربای او می‌باشند و این فجور است. bible_en_fa Thou shalt not uncover the nakedness of thy father's brother, thou shalt not approach to his wife: she is thine aunt. و زنی را با خواهرش مگیر، تاهیوی او بشود، و تا عورت او را با وی مادامی که او زنده است، کشف نمایی. bible_en_fa Thou shalt not uncover the nakedness of thy daughter in law: she is thy son's wife; thou shalt not uncover her nakedness. و به زنی درنجاست حیضش نزدیکی منما، تا عورت او راکشف کنی. bible_en_fa Thou shalt not uncover the nakedness of thy brother's wife: it is thy brother's nakedness. و با زن همسایه خود همبسترمشو، تا خود را با وی نجس سازی. bible_en_fa Thou shalt not uncover the nakedness of a woman and her daughter, neither shalt thou take her son's daughter, or her daughter's daughter, to uncover her nakedness; for they are her near kinswomen: it is wickedness. و کسی ازذریت خود را برای مولک از آتش مگذران و نام خدای خود را بی‌حرمت مساز. من یهوه هستم. bible_en_fa Neither shalt thou take a wife to her sister, to vex her, to uncover her nakedness, beside the other in her life time. و با ذکور مثل زن جماع مکن، زیرا که این فجور است. bible_en_fa Also thou shalt not approach unto a woman to uncover her nakedness, as long as she is put apart for her uncleanness. و با هیچ بهیمه‌ای جماع مکن، تاخود را به آن نجس سازی، و زنی پیش بهیمه‌ای نایستد تا با آن جماع کند، زیرا که این فجوراست. bible_en_fa Moreover thou shalt not lie carnally with thy neighbour's wife, to defile thyself with her. «به هیچ کدام از اینها خویشتن را نجس مسازید، زیرا به همه اینها امتهایی که من پیش روی شما بیرون می‌کنم، نجس شده‌اند. bible_en_fa And thou shalt not let any of thy seed pass through the fire to Molech, neither shalt thou profane the name of thy God: I am the LORD. وزمین نجس شده است، و انتقام گناهش را از آن خواهم کشید، و زمین ساکنان خود را قی خواهدنمود. bible_en_fa Thou shalt not lie with mankind, as with womankind: it is abomination. پس شما فرایض و احکام مرا نگاه دارید، و هیچ کدام از این فجور را به عمل نیاورید، نه متوطن و نه غریبی که در میان شما ماواگزیند. bible_en_fa Neither shalt thou lie with any beast to defile thyself therewith: neither shall any woman stand before a beast to lie down thereto: it is confusion. زیرا مردمان آن زمین که قبل از شمابودند، جمیع این فجور را کردند، و زمین نجس شده است. bible_en_fa Defile not ye yourselves in any of these things: for in all these the nations are defiled which I cast out before you: مبادا زمین شما را نیز قی کند، اگرآن را نجس سازید، چنانکه امتهایی را که قبل ازشما بودند، قی کرده است. bible_en_fa And the land is defiled: therefore I do visit the iniquity thereof upon it, and the land itself vomiteth out her inhabitants. زیرا هر کسی‌که یکی از این فجور را بکند، همه کسانی که کرده باشند، از میان قوم خود منقطع خواهند شد.پس وصیت مرا نگاه دارید، و از این رسوم زشت که قبل از شما به عمل آورده شده است عمل منمایید، و خود را به آنها نجس مسازید. من یهوه خدای شما هستم.» bible_en_fa Ye shall therefore keep my statutes and my judgments, and shall not commit any of these abominations; neither any of your own nation, nor any stranger that sojourneth among you: پس وصیت مرا نگاه دارید، و از این رسوم زشت که قبل از شما به عمل آورده شده است عمل منمایید، و خود را به آنها نجس مسازید. من یهوه خدای شما هستم.» bible_en_fa (For all these abominations have the men of the land done, which were before you, and the land is defiled;) و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa That the land spue not you out also, when ye defile it, as it spued out the nations that were before you. «تمامی جماعت بنی‌اسرائیل راخطاب کرده، به ایشان بگو: مقدس باشید، زیرا که من یهوه خدای شما قدوس هستم. bible_en_fa For whosoever shall commit any of these abominations, even the souls that commit them shall be cut off from among their people. هر یکی ازشما مادر و پدر خود را احترام نماید و سبت های مرا نگاه دارید، من یهوه خدای شما هستم. bible_en_fa Therefore shall ye keep mine ordinance, that ye commit not any one of these abominable customs, which were committed before you, and that ye defile not yourselves therein: I am the LORD your God. به سوی بتها میل مکنید، و خدایان ریخته شده برای خود مسازید. من یهوه خدای شما هستم. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, وچون ذبیحه سلامتی نزد خداوند بگذرانید، آن رابگذرانید تا مقبول شوید، bible_en_fa Speak unto all the congregation of the children of Israel, and say unto them, Ye shall be holy: for I the LORD your God am holy. در روزی که آن را ذبح نمایید. و در فردای آن روز خورده شود، و اگرچیزی از آن تا روز سوم بماند به آتش سوخته شود. bible_en_fa Ye shall fear every man his mother, and his father, and keep my sabbaths: I am the LORD your God. و اگر در روز سوم خورده شود، مکروه می‌باشد، مقبول نخواهد شد. bible_en_fa Turn ye not unto idols, nor make to yourselves molten gods: I am the LORD your God. و هر‌که آن رابخورد، متحمل گناه خود خواهد بود، زیرا چیزمقدس خداوند را بی‌حرمت کرده است، آن کس از قوم خود را منقطع خواهد شد. bible_en_fa And if ye offer a sacrifice of peace offerings unto the LORD, ye shall offer it at your own will. «و چون حاصل زمین خود را درو کنید، گوشه های مزرعه خود را تمام نکنید، و محصول خود را خوشه چینی مکنید. bible_en_fa It shall be eaten the same day ye offer it, and on the morrow: and if ought remain until the third day, it shall be burnt in the fire. و تاکستان خود رادانه چینی منما، و خوشه های ریخته شده تاکستان خود را بر مچین، آنها را برای فقیر وغریب بگذار، من یهوه خدای شما هستم. bible_en_fa And if it be eaten at all on the third day, it is abominable; it shall not be accepted. دزدی مکنید، و مکر منمایید، و با یکدیگردروغ مگویید. bible_en_fa Therefore every one that eateth it shall bear his iniquity, because he hath profaned the hallowed thing of the LORD: and that soul shall be cut off from among his people. و به نام من قسم دروغ مخورید، که نام خدای خود را بی‌حرمت نموده باشی، من یهوه هستم. bible_en_fa And when ye reap the harvest of your land, thou shalt not wholly reap the corners of thy field, neither shalt thou gather the gleanings of thy harvest. مال همسایه خود را غصب منما، و ستم مکن، و مزد مزدور نزد تو تا صبح نماند. bible_en_fa And thou shalt not glean thy vineyard, neither shalt thou gather every grape of thy vineyard; thou shalt leave them for the poor and stranger: I am the LORD your God. کر را لعنت مکن، و پیش روی کور سنگ لغزش مگذار، و از خدای خود بترس، من یهوه هستم. bible_en_fa Ye shall not steal, neither deal falsely, neither lie one to another. در داوری بی‌انصافی مکن، و فقیر راطرفداری منما، و بزرگ را محترم مدار، و درباره همسایه خود به انصاف داوری بکن؛ bible_en_fa And ye shall not swear by my name falsely, neither shalt thou profane the name of thy God: I am the LORD. در میان قوم خود برای سخن‌چینی گردش مکن، و بر خون همسایه خود مایست. من یهوه هستم. bible_en_fa Thou shalt not defraud thy neighbour, neither rob him: the wages of him that is hired shall not abide with thee all night until the morning. برادر خود را در دل خود بغض منما، البته همسایه خودرا تنبیه کن، و به‌سبب او متحمل گناه مباش. bible_en_fa Thou shalt not curse the deaf, nor put a stumblingblock before the blind, but shalt fear thy God: I am the LORD. ازابنای قوم خود انتقام مگیر، و کینه مورز، وهمسایه خود را مثل خویشتن محبت نما. من یهوه هستم. bible_en_fa Ye shall do no unrighteousness in judgment: thou shalt not respect the person of the poor, nor honour the person of the mighty: but in righteousness shalt thou judge thy neighbour. فرایض مرا نگاه دارید. بهیمه خودرا با غیر جنس به جماع وامدار؛ و مزرعه خود رابه دو قسم تخم مکار؛ و رخت از دوقسم بافته شده در بر خود مکن. bible_en_fa Thou shalt not go up and down as a talebearer among thy people: neither shalt thou stand against the blood of thy neighbour: I am the LORD. و مردی که با زنی همبستر شود و آن زن کنیز و نامزد کسی باشد، امافدیه نداده شده، و نه آزادی به او بخشیده، ایشان را سیاست باید کرد، لیکن کشته نشوند زیرا که اوآزاد نبود. bible_en_fa Thou shalt not hate thy brother in thine heart: thou shalt in any wise rebuke thy neighbour, and not suffer sin upon him. و مرد برای قربانی جرم خود قوچ قربانی جرم را نزد خداوند به در خیمه اجتماع بیاورد. bible_en_fa Thou shalt not avenge, nor bear any grudge against the children of thy people, but thou shalt love thy neighbour as thyself: I am the LORD. و کاهن برای وی به قوچ قربانی جرم رانزد خداوند گناهش را که کرده است کفاره خواهدکرد، و او از گناهی که کرده است آمرزیده خواهدشد. bible_en_fa Ye shall keep my statutes. Thou shalt not let thy cattle gender with a diverse kind: thou shalt not sow thy field with mingled seed: neither shall a garment mingled of linen and woollen come upon thee. «و چون به آن زمین داخل شدید و هر قسم درخت را برای خوراک نشاندید، پس میوه آن رامثل نامختونی آن بشمارید، سه سال برای شمانامختون باشد؛ خورده نشود. bible_en_fa And whosoever lieth carnally with a woman, that is a bondmaid, betrothed to an husband, and not at all redeemed, nor freedom given her; she shall be scourged; they shall not be put to death, because she was not free. و در سال چهارم همه میوه آن برای تمجید خداوند مقدس خواهدبود. bible_en_fa And he shall bring his trespass offering unto the LORD, unto the door of the tabernacle of the congregation, even a ram for a trespass offering. و در سال پنجم میوه آن را بخورید تامحصول خود را برای شما زیاده کند. من یهوه خدای شما هستم. bible_en_fa And the priest shall make an atonement for him with the ram of the trespass offering before the LORD for his sin which he hath done: and the sin which he hath done shall be forgiven him. هیچ‌چیز را با خون مخورید و تفال مزنید و شگون مکنید. bible_en_fa And when ye shall come into the land, and shall have planted all manner of trees for food, then ye shall count the fruit thereof as uncircumcised: three years shall it be as uncircumcised unto you: it shall not be eaten of. گوشه های سر خود را متراشید، و گوشه های ریش خود را مچینید. bible_en_fa But in the fourth year all the fruit thereof shall be holy to praise the LORD withal. بدن خود را بجهت مرده مجروح مسازید، و هیچ نشان بر خود داغ مکنید. من یهوه هستم. bible_en_fa And in the fifth year shall ye eat of the fruit thereof, that it may yield unto you the increase thereof: I am the LORD your God. دختر خود را بی‌عصمت مساز، و او را به فاحشگی وامدار، مبادا زمین مرتکب زنا شود و زمین پر از فجور گردد. bible_en_fa Ye shall not eat any thing with the blood: neither shall ye use enchantment, nor observe times. سبت های مرا نگاه دارید، و مکان مقدس مرامحترم دارید. من یهوه هستم. bible_en_fa Ye shall not round the corners of your heads, neither shalt thou mar the corners of thy beard. به اصحاب اجنه توجه مکنید، و از جادوگران پرسش منمایید، تاخود را به ایشان نجس سازید. من یهوه خدای شما هستم. bible_en_fa Ye shall not make any cuttings in your flesh for the dead, nor print any marks upon you: I am the LORD. در‌پیش ریش سفید برخیز، و روی مرد پیر را محترم دار، و از خدای خود بترس. من یهوه هستم. bible_en_fa Do not prostitute thy daughter, to cause her to be a whore; lest the land fall to whoredom, and the land become full of wickedness. و چون غریبی با تو در زمین شما ماواگزیند، او را میازارید. bible_en_fa Ye shall keep my sabbaths, and reverence my sanctuary: I am the LORD. غریبی که در میان شماماوا گزیند، مثل متوطن از شما باشد. و او را مثل خود محبت نما، زیرا که شما در زمین مصر غریب بودید. من یهوه خدای شما هستم. bible_en_fa Regard not them that have familiar spirits, neither seek after wizards, to be defiled by them: I am the LORD your God. در عدل هیچ بی‌انصافی مکنید، یعنی در‌پیمایش یا دروزن یا در‌پیمانه. bible_en_fa Thou shalt rise up before the hoary head, and honour the face of the old man, and fear thy God: I am the LORD. ترازوهای راست و سنگهای راست و ایفه راست و هین راست بدارید. من یهوه خدای شما هستم که شما را از زمین مصر بیرون آوردم.پس جمیع فرایض مرا و احکام مرانگاه دارید و آنها را بجا آورید. من یهوه هستم.» bible_en_fa And if a stranger sojourn with thee in your land, ye shall not vex him. پس جمیع فرایض مرا و احکام مرانگاه دارید و آنها را بجا آورید. من یهوه هستم.» bible_en_fa But the stranger that dwelleth with you shall be unto you as one born among you, and thou shalt love him as thyself; for ye were strangers in the land of Egypt: I am the LORD your God. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa Ye shall do no unrighteousness in judgment, in meteyard, in weight, or in measure. «بنی‌اسرائیل را بگو: هر کسی ازبنی‌اسرائیل یا از غریبانی که در اسرائیل ماوا گزینند، که از ذریت خود به مولک بدهد، البته کشته شود؛ قوم زمین او را با سنگ سنگسار کنند. bible_en_fa Just balances, just weights, a just ephah, and a just hin, shall ye have: I am the LORD your God, which brought you out of the land of Egypt. و من روی خود را به ضد آن شخص خواهم گردانید، و او را از میان قومش منقطع خواهم ساخت، زیرا که از ذریت خود به مولک داده است، تا مکان مقدس مرا نجس سازد، و نام قدوس مرا بی‌حرمت کند. bible_en_fa Therefore shall ye observe all my statutes, and all my judgments, and do them: I am the LORD. و اگر قوم زمین چشمان خود را از آن شخص بپوشانند، وقتی که از ذریت خود به مولک داده باشد، و او را نکشند، bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, آنگاه من روی خود را به ضد آن شخص وخاندانش خواهم گردانید، و او را و همه کسانی راکه در عقب او زناکار شده، در‌پیروی مولک زناکرده‌اند، از میان قوم ایشان منقطع خواهم ساخت. bible_en_fa Again, thou shalt say to the children of Israel, Whosoever he be of the children of Israel, or of the strangers that sojourn in Israel, that giveth any of his seed unto Molech; he shall surely be put to death: the people of the land shall stone him with stones. و کسی‌که به سوی صاحبان اجنه وجادوگران توجه نماید، تا در عقب ایشان زنا کند، من روی خود را به ضد آن شخص خواهم گردانید، و او را از میان قومش منقطع خواهم ساخت. bible_en_fa And I will set my face against that man, and will cut him off from among his people; because he hath given of his seed unto Molech, to defile my sanctuary, and to profane my holy name. پس خود را تقدیس نمایید و مقدس باشید، زیرا من یهوه خدای شما هستم. bible_en_fa And if the people of the land do any ways hide their eyes from the man, when he giveth of his seed unto Molech, and kill him not: وفرایض مرا نگاه داشته، آنها را بجا آورید. من یهوه هستم که شما را تقدیس می‌نمایم. bible_en_fa Then I will set my face against that man, and against his family, and will cut him off, and all that go a whoring after him, to commit whoredom with Molech, from among their people. و هر کسی‌که پدر یا مادر خود را لعنت کند، البته کشته شود، چونکه پدر و مادر خود را لعنت کرده است، خونش بر خود او خواهد بود. bible_en_fa And the soul that turneth after such as have familiar spirits, and after wizards, to go a whoring after them, I will even set my face against that soul, and will cut him off from among his people. و کسی‌که با زن دیگری زنا کند یعنی هر‌که با زن همسایه خود زنانماید، زانی و زانیه البته کشته شوند. bible_en_fa Sanctify yourselves therefore, and be ye holy: for I am the LORD your God. و کسی‌که با زن پدر خود بخوابد، و عورت پدر خود راکشف نماید، هر دو البته کشته شوند. خون ایشان بر خود ایشان است. bible_en_fa And ye shall keep my statutes, and do them: I am the LORD which sanctify you. و اگر کسی با عروس خودبخوابد، هر دو ایشان البته کشته شوند. فاحشگی کرده‌اند خون ایشان بر خود ایشان است. bible_en_fa For every one that curseth his father or his mother shall be surely put to death: he hath cursed his father or his mother; his blood shall be upon him. و اگرمردی با مردی مثل با زن بخوابد هر دو فجورکرده‌اند. هر دو ایشان البته کشته شوند. خون ایشان بر خود ایشان است. bible_en_fa And the man that committeth adultery with another man's wife, even he that committeth adultery with his neighbour's wife, the adulterer and the adulteress shall surely be put to death. و اگر کسی زنی ومادرش را بگیرد، این قباحت است. او و ایشان به آتش سوخته شوند، تا در میان شما قباحتی نباشد. bible_en_fa And the man that lieth with his father's wife hath uncovered his father's nakedness: both of them shall surely be put to death; their blood shall be upon them. و مردی که با بهیمه‌ای جماع کند، البته کشته شود و آن بهیمه را نیز بکشید. bible_en_fa And if a man lie with his daughter in law, both of them shall surely be put to death: they have wrought confusion; their blood shall be upon them. و زنی که به بهیمه‌ای نزدیک شود تا با آن جماع کند، آن زن و بهیمه را بکش. البته کشته شوند خون آنها برخود آنهاست. bible_en_fa If a man also lie with mankind, as he lieth with a woman, both of them have committed an abomination: they shall surely be put to death; their blood shall be upon them. و کسی‌که خواهر خود را خواه دختر پدرش خواه دختر مادرش باشد بگیرد، وعورت او را ببیند و او عورت وی را ببیند، این رسوایی است. در‌پیش چشمان پسران قوم خودمنقطع شوند، چون که عورت خواهر خود راکشف کرده است. متحمل گناه خود خواهد بود. bible_en_fa And if a man take a wife and her mother, it is wickedness: they shall be burnt with fire, both he and they; that there be no wickedness among you. و کسی‌که با زن حایض بخوابد و عورت او راکشف نماید، او چشمه او را کشف کرده است واو چشمه خون خود را کشف نموده است، هردوی ایشان از میان قوم خود منقطع خواهند شد. bible_en_fa And if a man lie with a beast, he shall surely be put to death: and ye shall slay the beast. و عورت خواهر مادرت یا خواهر پدرت راکشف مکن؛ آن کس خویش خود را عریان ساخته است. ایشان متحمل گناه خود خواهند بود. bible_en_fa And if a woman approach unto any beast, and lie down thereto, thou shalt kill the woman, and the beast: they shall surely be put to death; their blood shall be upon them. وکسی‌که با زن عموی خود بخوابد، عورت عموی خود را کشف کرده است. متحمل گناه خودخواهند بود. بی‌کس خواهند بود. bible_en_fa And if a man shall take his sister, his father's daughter, or his mother's daughter, and see her nakedness, and she see his nakedness; it is a wicked thing; and they shall be cut off in the sight of their people: he hath uncovered his sister's nakedness; he shall bear his iniquity. و کسی‌که زن برادر خود را بگیرد، این نجاست است. عورت برادر خود را کشف کرده است. بی‌کس خواهندبود. bible_en_fa And if a man shall lie with a woman having her sickness, and shall uncover her nakedness; he hath discovered her fountain, and she hath uncovered the fountain of her blood: and both of them shall be cut off from among their people. «پس جمیع فرایض مرا و جمیع احکام مرانگاه داشته، آنها را بجا آورید، تا زمینی که من شمارا به آنجا می‌آورم تا در آن ساکن شوید، شما راقی نکند. bible_en_fa And thou shalt not uncover the nakedness of thy mother's sister, nor of thy father's sister: for he uncovereth his near kin: they shall bear their iniquity. و به رسوم قومهایی که من آنها را ازپیش شما بیرون می‌کنم رفتار ننمایید، زیرا که جمیع این کارها را کردند پس ایشان را مکروه داشتم. bible_en_fa And if a man shall lie with his uncle's wife, he hath uncovered his uncle's nakedness: they shall bear their sin; they shall die childless. و به شما گفتم شما وارث این زمین خواهید بود ومن آن را به شما خواهم داد و وارث آن بشوید، زمینی که به شیر و شهد جاری است. من یهوه خدای شما هستم که شما را از امتهاامتیاز کرده‌ام. bible_en_fa And if a man shall take his brother's wife, it is an unclean thing: he hath uncovered his brother's nakedness; they shall be childless. پس در میان بهایم طاهر و نجس، و در میان مرغان نجس و طاهر امتیاز کنید، وجانهای خود را به بهیمه یا مرغ یا به هیچ‌چیزی که بر زمین می‌خزد مکروه مسازید، که آنها رابرای شما جدا کرده‌ام تا نجس باشند. bible_en_fa Ye shall therefore keep all my statutes, and all my judgments, and do them: that the land, whither I bring you to dwell therein, spue you not out. و برای من مقدس باشید زیرا که من یهوه قدوس هستم، وشما را از امتها امتیاز کرده‌ام تا از آن من باشید.مرد و زنی که صاحب اجنه یا جادوگر باشد، البته کشته شوند؛ ایشان را به سنگ سنگسار کنید. خون ایشان بر خود ایشان است.» bible_en_fa And ye shall not walk in the manners of the nation, which I cast out before you: for they committed all these things, and therefore I abhorred them. مرد و زنی که صاحب اجنه یا جادوگر باشد، البته کشته شوند؛ ایشان را به سنگ سنگسار کنید. خون ایشان بر خود ایشان است.» bible_en_fa But I have said unto you, Ye shall inherit their land, and I will give it unto you to possess it, a land that floweth with milk and honey: I am the LORD your God, which have separated you from other people. و خداوند به موسی گفت: «به کاهنان یعنی پسران هارون خطاب کرده، به ایشان بگو: کسی از شما برای مردگان، خود رانجس نسازد، bible_en_fa Ye shall therefore put difference between clean beasts and unclean, and between unclean fowls and clean: and ye shall not make your souls abominable by beast, or by fowl, or by any manner of living thing that creepeth on the ground, which I have separated from you as unclean. جز برای خویشان نزدیک خود، یعنی برای مادرش و پدرش و پسرش و دخترش و برادرش. bible_en_fa And ye shall be holy unto me: for I the LORD am holy, and have severed you from other people, that ye should be mine. و برای خواهر باکره خود که قریب او باشد و شوهر ندارد؛ برای او خود را نجس تواند کرد. bible_en_fa A man also or woman that hath a familiar spirit, or that is a wizard, shall surely be put to death: they shall stone them with stones: their blood shall be upon them. چونکه در قوم خود رئیس است، خود را نجس نسازد، تا خویشتن را بی‌عصمت نماید. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Speak unto the priests the sons of Aaron, and say unto them, There shall none be defiled for the dead among his people: سر خود را بی‌مو نسازند، و گوشه های ریش خود را نتراشند، و بدن خود را مجروح ننمایند. bible_en_fa But for his kin, that is near unto him, that is, for his mother, and for his father, and for his son, and for his daughter, and for his brother, برای خدای خود مقدس باشند، و نام خدای خود را بی‌حرمت ننمایند. زیرا که هدایای آتشین خداوند و طعام خدای خود را ایشان می‌گذرانند. پس مقدس باشند. bible_en_fa And for his sister a virgin, that is nigh unto him, which hath had no husband; for her may he be defiled. زن زانیه یابی عصمت را نکاح ننمایند، و زن مطلقه ازشوهرش را نگیرند، زیرا او برای خدای خودمقدس است. bible_en_fa But he shall not defile himself, being a chief man among his people, to profane himself. پس او را تقدیس نما، زیرا که اوطعام خدای خود را می‌گذراند. پس برای تومقدس باشد، زیرا من یهوه که شما را تقدیس می‌کنم، قدوس هستم. bible_en_fa They shall not make baldness upon their head, neither shall they shave off the corner of their beard, nor make any cuttings in their flesh. و دختر هر کاهنی که خود را به فاحشگی بی‌عصمت ساخته باشد، پدرخود را بی‌عصمت کرده است. به آتش سوخته شود. bible_en_fa They shall be holy unto their God, and not profane the name of their God: for the offerings of the LORD made by fire, and the bread of their God, they do offer: therefore they shall be holy. «و آن که از میان برادرانش رئیس کهنه باشد، که بر سر او روغن مسح ریخته شده، وتخصیص گردیده باشد تا لباس را بپوشد، موی سر خود را نگشاید و گریبان خود را چاک نکند، bible_en_fa They shall not take a wife that is a whore, or profane; neither shall they take a woman put away from her husband: for he is holy unto his God. و نزد هیچ شخص مرده نرود، و برای پدر خودو مادر خود خویشتن را نجس نسازد. bible_en_fa Thou shalt sanctify him therefore; for he offereth the bread of thy God: he shall be holy unto thee: for I the LORD, which sanctify you, am holy. و ازمکان مقدس بیرون نرود، و مکان مقدس خدای خود را بی‌عصمت نسازد، زیرا که تاج روغن مسح خدای او بر وی می‌باشد. من یهوه هستم. bible_en_fa And the daughter of any priest, if she profane herself by playing the whore, she profaneth her father: she shall be burnt with fire. و اوزن باکره‌ای نکاح کند. bible_en_fa And he that is the high priest among his brethren, upon whose head the anointing oil was poured, and that is consecrated to put on the garments, shall not uncover his head, nor rend his clothes; و بیوه و مطلقه وبی عصمت و زانیه، اینها را نگیرد. فقط باکره‌ای از قوم خود را به زنی بگیرد. bible_en_fa Neither shall he go in to any dead body, nor defile himself for his father, or for his mother; و ذریت خود را درمیان قوم خود بی‌عصمت نسازد. من یهوه هستم که او را مقدس می‌سازم.» bible_en_fa Neither shall he go out of the sanctuary, nor profane the sanctuary of his God; for the crown of the anointing oil of his God is upon him: I am the LORD. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And he shall take a wife in her virginity. «هارون را خطاب کرده، بگو: هر کس از اولادتو در طبقات ایشان که عیب داشته باشد نزدیک نیاید، تا طعام خدای خود را بگذراند. bible_en_fa A widow, or a divorced woman, or profane, or an harlot, these shall he not take: but he shall take a virgin of his own people to wife. پس هرکس که عیب دارد نزدیک نیاید، نه مرد کور و نه لنگ و نه پهن بینی و نه زایدالاعضا، bible_en_fa Neither shall he profane his seed among his people: for I the LORD do sanctify him. و نه کسی‌که شکسته پا یا شکسته دست باشد، bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و نه گوژپشت و نه کوتاه قد و نه کسی‌که در چشم خودلکه دارد، و نه صاحب جرب و نه کسی‌که گری دارد و نه شکسته بیضه. bible_en_fa Speak unto Aaron, saying, Whosoever he be of thy seed in their generations that hath any blemish, let him not approach to offer the bread of his God. هر کس از اولاد هارون کاهن که عیب داشته باشد نزدیک نیاید، تا هدایای آتشین خداوند را بگذراند، چونکه معیوب است، برای گذرانیدن طعام خدای خود نزدیک نیاید. bible_en_fa For whatsoever man he be that hath a blemish, he shall not approach: a blind man, or a lame, or he that hath a flat nose, or any thing superfluous, طعام خدای خود را خواه از آنچه قدس اقداس است و خواه از آنچه مقدس است، بخورد. bible_en_fa Or a man that is brokenfooted, or brokenhanded, لیکن به حجاب داخل نشود و به مذبح نزدیک نیاید، چونکه معیوب است، تا مکان مقدس مرا بی‌حرمت نسازد. من یهوه هستم که ایشان را تقدیس می‌کنم.»پس موسی هارون وپسرانش و تمامی بنی‌اسرائیل را چنین گفت. bible_en_fa Or crookbackt, or a dwarf, or that hath a blemish in his eye, or be scurvy, or scabbed, or hath his stones broken; پس موسی هارون وپسرانش و تمامی بنی‌اسرائیل را چنین گفت. bible_en_fa No man that hath a blemish of the seed of Aaron the priest shall come nigh to offer the offerings of the LORD made by fire: he hath a blemish; he shall not come nigh to offer the bread of his God. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa He shall eat the bread of his God, both of the most holy, and of the holy. «هارون و پسرانش را بگو که ازموقوفات بنی‌اسرائیل که برای من وقف می‌کننداحتراز نمایند، و نام قدوس مرا بی‌حرمت نسازند. من یهوه هستم. bible_en_fa Only he shall not go in unto the vail, nor come nigh unto the altar, because he hath a blemish; that he profane not my sanctuaries: for I the LORD do sanctify them. به ایشان بگو: هر کس از همه ذریت شما در نسلهای شما که به موقوفاتی که بنی‌اسرائیل برای خداوند وقف نمایند نزدیک بیاید، و نجاست او بر وی باشد، آن کس از حضورمن منقطع خواهد شد. من یهوه هستم. bible_en_fa And Moses told it unto Aaron, and to his sons, and unto all the children of Israel. هر کس از ذریت هارون که مبروص یا صاحب جریان باشد تا طاهر نشود، از چیزهای مقدس نخورد، وکسی‌که هر چیزی را که از میت نجس شود لمس نماید، و کسی‌که منی از وی درآید، bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و کسی‌که هر حشرات را که از آن نجس می‌شوند لمس نماید، یا آدمی را که از او نجس می‌شوند از هرنجاستی که دارد. bible_en_fa Speak unto Aaron and to his sons, that they separate themselves from the holy things of the children of Israel, and that they profane not my holy name in those things which they hallow unto me: I am the LORD. پس کسی‌که یکی از اینها رالمس نماید تا شام نجس باشد، و تا بدن خود را به آب غسل ندهد از چیزهای مقدس نخورد. bible_en_fa Say unto them, Whosoever he be of all your seed among your generations, that goeth unto the holy things, which the children of Israel hallow unto the LORD, having his uncleanness upon him, that soul shall be cut off from my presence: I am the LORD. وچون آفتاب غروب کند، آنگاه طاهر خواهد بود، و بعد از آن از چیزهای مقدس بخورد چونکه خوراک وی است. bible_en_fa What man soever of the seed of Aaron is a leper, or hath a running issue; he shall not eat of the holy things, until he be clean. And whoso toucheth any thing that is unclean by the dead, or a man whose seed goeth from him; میته یا دریده شده را نخوردتا از آن نجس شود. من یهوه هستم. bible_en_fa Or whosoever toucheth any creeping thing, whereby he may be made unclean, or a man of whom he may take uncleanness, whatsoever uncleanness he hath; پس وصیت مرا نگاه دارند مبادا به‌سبب آن متحمل گناه شوند. و اگر آن را بی‌حرمت نمایند بمیرند. من یهوه هستم که ایشان را تقدیس می‌نمایم. bible_en_fa The soul which hath touched any such shall be unclean until even, and shall not eat of the holy things, unless he wash his flesh with water. هیچ غریبی چیز مقدس نخورد، و مهمان کاهن ومزدور او چیز مقدس نخورد. bible_en_fa And when the sun is down, he shall be clean, and shall afterward eat of the holy things; because it is his food. اما اگر کاهن کسی را بخرد، زرخرید او می‌باشد. او آن رابخورد و خانه زاد او نیز. هر دو خوراک او رابخورند. bible_en_fa That which dieth of itself, or is torn with beasts, he shall not eat to defile himself therewith: I am the LORD. و دختر کاهن اگر منکوحه مرد غریب باشد، از هدایای مقدس نخورد. bible_en_fa They shall therefore keep mine ordinance, lest they bear sin for it, and die therefore, if they profane it: I the LORD do sanctify them. و دختر کاهن که بیوه یا مطلقه بشود و اولاد نداشته، به خانه پدرخود مثل طفولیتش برگردد، خوراک پدر خود رابخورد، لیکن هیچ غریب از آن نخورد. bible_en_fa There shall no stranger eat of the holy thing: a sojourner of the priest, or an hired servant, shall not eat of the holy thing. و اگرکسی سهو چیز مقدس را بخورد، پنج یک بر آن اضافه کرده، آن چیز مقدس را به کاهن بدهد. bible_en_fa But if the priest buy any soul with his money, he shall eat of it, and he that is born in his house: they shall eat of his meat. وچیزهای مقدس بنی‌اسرائیل را که برای خداوندمی گذرانند، بی‌حرمت نسازند. bible_en_fa If the priest's daughter also be married unto a stranger, she may not eat of an offering of the holy things. و به خوردن چیزهای مقدس ایشان، ایشان را متحمل جرم گناه نسازند، زیرا من یهوه هستم که ایشان راتقدیس می‌نمایم.» bible_en_fa But if the priest's daughter be a widow, or divorced, and have no child, and is returned unto her father's house, as in her youth, she shall eat of her father's meat: but there shall no stranger eat thereof. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And if a man eat of the holy thing unwittingly, then he shall put the fifth part thereof unto it, and shall give it unto the priest with the holy thing. «هارون و پسرانش و جمیع بنی‌اسرائیل راخطاب کرده، به ایشان بگو: هر کس از خاندان اسرائیل و از غریبانی که در اسرائیل باشند که قربانی خود را بگذراند، خواه یکی از نذرهای ایشان، خواه یکی از نوافل ایشان، که آن را برای قربانی سوختنی نزد خداوند می‌گذرانند، bible_en_fa And they shall not profane the holy things of the children of Israel, which they offer unto the LORD; تاشما مقبول شوید. آن را نر بی‌عیب از گاو یا ازگوسفند یا از بز بگذرانید. bible_en_fa Or suffer them to bear the iniquity of trespass, when they eat their holy things: for I the LORD do sanctify them. هر‌چه را که عیب دارد مگذرانید، برای شما مقبول نخواهد شد. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و اگر کسی ذبیحه سلامتی برای خداوندبگذراند، خواه برای وفای نذر، خواه برای نافله، چه از رمه چه از گله، آن بی‌عیب باشد تا مقبول بشود، البته هیچ عیب در آن نباشد. bible_en_fa Speak unto Aaron, and to his sons, and unto all the children of Israel, and say unto them, Whatsoever he be of the house of Israel, or of the strangers in Israel, that will offer his oblation for all his vows, and for all his freewill offerings, which they will offer unto the LORD for a burnt offering; کور یاشکسته یا مجروح یا آبله دار یا صاحب جرب یاگری، اینها را برای خداوند مگذرانید، و از اینهاهدیه آتشین برای خداوند بر مذبح مگذارید. bible_en_fa Ye shall offer at your own will a male without blemish, of the beeves, of the sheep, or of the goats. اما گاو و گوسفند که زاید یا ناقص اعضا باشد، آن را برای نوافل بگذران، لیکن برای نذر قبول نخواهد شد. bible_en_fa But whatsoever hath a blemish, that shall ye not offer: for it shall not be acceptable for you. و آنچه را که بیضه آن کوفته یافشرده یا شکسته یا بریده باشد، برای خداوندنزدیک میاورید، و در زمین خود قربانی مگذرانید. bible_en_fa And whosoever offereth a sacrifice of peace offerings unto the LORD to accomplish his vow, or a freewill offering in beeves or sheep, it shall be perfect to be accepted; there shall be no blemish therein. و از دست غریب نیز طعام خدای خود را از هیچ‌یک از اینها مگذرانید، زیرا فسادآنها در آنهاست چونکه عیب دارند، برای شمامقبول نخواهند شد.» bible_en_fa Blind, or broken, or maimed, or having a wen, or scurvy, or scabbed, ye shall not offer these unto the LORD, nor make an offering by fire of them upon the altar unto the LORD. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa Either a bullock or a lamb that hath any thing superfluous or lacking in his parts, that mayest thou offer for a freewill offering; but for a vow it shall not be accepted. «چون گاو یا گوسفند یا بز زاییده شود، هفت روز نزد مادر خود بماند و در روز هشتم و بعد برای قربانی هدیه آتشین نزد خداوند مقبول خواهد شد. bible_en_fa Ye shall not offer unto the LORD that which is bruised, or crushed, or broken, or cut; neither shall ye make any offering thereof in your land. اما گاو یا گوسفند آن را با بچه‌اش در یک روز ذبح منمایید. bible_en_fa Neither from a stranger's hand shall ye offer the bread of your God of any of these; because their corruption is in them, and blemishes be in them: they shall not be accepted for you. و چون ذبیحه تشکربرای خداوند ذبح نمایید، آن را ذبح کنید تا مقبول شوید. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, در همان روز خورده شود و چیزی ازآن را تا صبح نگاه ندارید. من یهوه هستم. bible_en_fa When a bullock, or a sheep, or a goat, is brought forth, then it shall be seven days under the dam; and from the eighth day and thenceforth it shall be accepted for an offering made by fire unto the LORD. پس اوامر مرا نگاه داشته، آنها را بجا آورید. من یهوه هستم. bible_en_fa And whether it be cow or ewe, ye shall not kill it and her young both in one day. و نام قدوس مرا بی‌حرمت مسازید ودر میان بنی‌اسرائیل تقدیس خواهم شد. من یهوه هستم که شما را تقدیس می‌نمایم.و شما را اززمین مصر بیرون آوردم تا خدای شما باشم. من یهوه هستم.» bible_en_fa And when ye will offer a sacrifice of thanksgiving unto the LORD, offer it at your own will. و شما را اززمین مصر بیرون آوردم تا خدای شما باشم. من یهوه هستم.» bible_en_fa On the same day it shall be eaten up; ye shall leave none of it until the morrow: I am the LORD. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa Therefore shall ye keep my commandments, and do them: I am the LORD. «بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، به ایشان بگو: موسمهای خداوند که آنها رامحفلهای مقدس خواهید خواند، اینهاموسمهای من می‌باشند. bible_en_fa Neither shall ye profane my holy name; but I will be hallowed among the children of Israel: I am the LORD which hallow you, «شش روز کار کرده شود و در روز هفتم سبت آرامی و محفل مقدس باشد. هیچ کارمکنید. آن در همه مسکنهای شما سبت برای خداوند است. bible_en_fa That brought you out of the land of Egypt, to be your God: I am the LORD. «اینها موسمهای خداوند و محفلهای مقدس می‌باشد، که آنها را در وقتهای آنها اعلان باید کرد. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, در ماه اول، در روز چهاردهم ماه بین العصرین، فصح خداوند است. bible_en_fa Speak unto the children of Israel, and say unto them, Concerning the feasts of the LORD, which ye shall proclaim to be holy convocations, even these are my feasts. و در روزپانزدهم این ماه عید فطیر برای خداوند است، هفت روز فطیر بخورید. bible_en_fa Six days shall work be done: but the seventh day is the sabbath of rest, an holy convocation; ye shall do no work therein: it is the sabbath of the LORD in all your dwellings. در روز اول محفل مقدس برای شما باشد، هیچ کار از شغل مکنید. bible_en_fa These are the feasts of the LORD, even holy convocations, which ye shall proclaim in their seasons. هفت روز هدیه آتشین برای خداوند بگذرانید، و در روز هفتم، محفل مقدس باشد؛ هیچ کار ازشغل مکنید.» bible_en_fa In the fourteenth day of the first month at even is the LORD's passover. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And on the fifteenth day of the same month is the feast of unleavened bread unto the LORD: seven days ye must eat unleavened bread. «بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، به ایشان بگو: چون به زمینی که من به شما می‌دهم داخل شوید، و محصول آن را درو کنید، آنگاه بافه نوبر خود رانزد کاهن بیاورید. bible_en_fa In the first day ye shall have an holy convocation: ye shall do no servile work therein. و بافه را به حضور خداوندبجنباند تا شما مقبول شوید، در فردای بعد ازسبت کاهن آن را بجنباند. bible_en_fa But ye shall offer an offering made by fire unto the LORD seven days: in the seventh day is an holy convocation: ye shall do no servile work therein. و در روزی که شمابافه را می‌جنبانید، بره یک ساله بی‌عیب برای قربانی سوختنی به حضور خداوند بگذرانید. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, وهدیه آردی آن دو عشر آرد نرم سرشته شده به روغن خواهد بود، تا هدیه آتشین و عطر خوشبوبرای خداوند باشد، و هدیه ریختنی آن چهار یک هین شراب خواهد بود. bible_en_fa Speak unto the children of Israel, and say unto them, When ye be come into the land which I give unto you, and shall reap the harvest thereof, then ye shall bring a sheaf of the firstfruits of your harvest unto the priest: و نان و خوشه های برشته شده و خوشه های تازه مخورید، تا همان روزی که قربانی خدای خود را بگذرانید. این برای پشتهای شما در همه مسکنهای شمافریضه‌ای ابدی خواهد بود. bible_en_fa And he shall wave the sheaf before the LORD, to be accepted for you: on the morrow after the sabbath the priest shall wave it. و از فردای آن سبت، از روزی که بافه جنبانیدنی را آورده باشید، برای خود بشمارید تا هفت هفته تمام بشود. bible_en_fa And ye shall offer that day when ye wave the sheaf an he lamb without blemish of the first year for a burnt offering unto the LORD. تا فردای بعد از سبت هفتم، پنجاه روز بشمارید، و هدیه آردی تازه برای خداوند بگذرانید. bible_en_fa And the meat offering thereof shall be two tenth deals of fine flour mingled with oil, an offering made by fire unto the LORD for a sweet savour: and the drink offering thereof shall be of wine, the fourth part of an hin. از مسکنهای خود دونان جنبانیدنی از دو عشر بیاورید از آرد نرم باشد، و با خمیر مایه پخته شود تا نوبر برای خداوندباشد. bible_en_fa And ye shall eat neither bread, nor parched corn, nor green ears, until the selfsame day that ye have brought an offering unto your God: it shall be a statute for ever throughout your generations in all your dwellings. و همراه نان، هفت بره یک ساله بی‌عیب و یک گوساله و دو قوچ، و آنها با هدیه آردی وهدیه ریختنی آنها قربانی سوختنی برای خداوندخواهدبود، و هدیه آتشین و عطر خوشبو برای خداوند. bible_en_fa And ye shall count unto you from the morrow after the sabbath, from the day that ye brought the sheaf of the wave offering; seven sabbaths shall be complete: و یک بز نر برای قربانی گناه، و دو بره نر یک ساله برای ذبیحه سلامتی بگذرانید. bible_en_fa Even unto the morrow after the seventh sabbath shall ye number fifty days; and ye shall offer a new meat offering unto the LORD. وکاهن آنها را با نان نوبر بجهت هدیه جنبانیدنی به حضور خداوند با آن دو بره بجنباند، تا برای خداوند بجهت کاهن مقدس باشد. bible_en_fa Ye shall bring out of your habitations two wave loaves of two tenth deals: they shall be of fine flour; they shall be baken with leaven; they are the firstfruits unto the LORD. و در همان روز منادی کنید که برای شما محفل مقدس باشد؛ و هیچ کار از شغل مکنید. در همه مسکنهای شما بر پشتهای شما فریضه ابدی باشد. bible_en_fa And ye shall offer with the bread seven lambs without blemish of the first year, and one young bullock, and two rams: they shall be for a burnt offering unto the LORD, with their meat offering, and their drink offerings, even an offering made by fire, of sweet savour unto the LORD. و چون محصول زمین خود را دروکنید، گوشه های مزرعه خود را تمام درو مکن، و حصاد خود را خوشه چینی منما، آنها را برای فقیر و غریب بگذار. من یهوه خدای شماهستم.» bible_en_fa Then ye shall sacrifice one kid of the goats for a sin offering, and two lambs of the first year for a sacrifice of peace offerings. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And the priest shall wave them with the bread of the firstfruits for a wave offering before the LORD, with the two lambs: they shall be holy to the LORD for the priest. «بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، بگو: در ماه هفتم در روز اول ماه، آرامی سبت برای شما خواهدبود، یعنی یادگاری نواختن کرناها و محفل مقدس. bible_en_fa And ye shall proclaim on the selfsame day, that it may be an holy convocation unto you: ye shall do no servile work therein: it shall be a statute for ever in all your dwellings throughout your generations. هیچ کار از شغل مکنید و هدیه آتشین برای خداوند بگذرانید.» bible_en_fa And when ye reap the harvest of your land, thou shalt not make clean riddance of the corners of thy field when thou reapest, neither shalt thou gather any gleaning of thy harvest: thou shalt leave them unto the poor, and to the stranger: I am the LORD your God. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, «در دهم این ماه هفتم، روز کفاره است. این برای شما محفل مقدس باشد. جانهای خود راذلیل سازید، و هدیه آتشین برای خداوندبگذرانید. bible_en_fa Speak unto the children of Israel, saying, In the seventh month, in the first day of the month, shall ye have a sabbath, a memorial of blowing of trumpets, an holy convocation. و در همان روز هیچ کار مکنید، زیراکه روز کفاره است تا برای شما به حضوریهوه خدای شما کفاره بشود. bible_en_fa Ye shall do no servile work therein: but ye shall offer an offering made by fire unto the LORD. و هر کسی‌که درهمان روز خود را ذلیل نسازد، از قوم خود منقطع خواهد شد. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و هر کسی‌که در همان روزهرگونه کاری بکند، آن شخص را از میان قوم اومنقطع خواهم ساخت. bible_en_fa Also on the tenth day of this seventh month there shall be a day of atonement: it shall be an holy convocation unto you; and ye shall afflict your souls, and offer an offering made by fire unto the LORD. هیچ کار مکنید. برای پشتهای شما در همه مسکنهای شما فریضه‌ای ابدی است. bible_en_fa And ye shall do no work in that same day: for it is a day of atonement, to make an atonement for you before the LORD your God. این برای شما سبت آرامی خواهدبود، پس جانهای خود را ذلیل سازید، درشام روز نهم، از شام تا شام، سبت خود را نگاه دارید.» bible_en_fa For whatsoever soul it be that shall not be afflicted in that same day, he shall be cut off from among his people. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And whatsoever soul it be that doeth any work in that same day, the same soul will I destroy from among his people. «بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، بگو: در روزپانزدهم این ماه هفتم، عید خیمه‌ها، هفت روزبرای خداوند خواهد بود. bible_en_fa Ye shall do no manner of work: it shall be a statute for ever throughout your generations in all your dwellings. در روز اول، محفل مقدس باشد؛ هیچ کار از شغل مکنید. bible_en_fa It shall be unto you a sabbath of rest, and ye shall afflict your souls: in the ninth day of the month at even, from even unto even, shall ye celebrate your sabbath. هفت روز هدیه آتشین برای خداوند بگذرانید، و درروز هشتم جشن مقدس برای شما باشد، و هدیه آتشین برای خداوند بگذرانید. این تکمیل عیداست؛ هیچ کار از شغل مکنید. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, این موسمهای خداوند است که در آنها محفلهای مقدس رااعلان بکنید تا هدیه آتشین برای خداوند بگذرانید، یعنی قربانی سوختنی و هدیه آردی وذبیحه و هدایای ریختنی. مال هر روز را درروزش، bible_en_fa Speak unto the children of Israel, saying, The fifteenth day of this seventh month shall be the feast of tabernacles for seven days unto the LORD. سوای سبت های خداوند و سوای عطایای خود و سوای جمیع نذرهای خود وسوای همه نوافل خود که برای خداوند می‌دهید. bible_en_fa On the first day shall be an holy convocation: ye shall do no servile work therein. در روز پانزدهم ماه هفتم چون شما محصول زمین را جمع کرده باشید، عید خداوند را هفت روز نگاه دارید، در روز اول، آرامی سبت خواهدبود، و در روز هشتم آرامی سبت. bible_en_fa Seven days ye shall offer an offering made by fire unto the LORD: on the eighth day shall be an holy convocation unto you; and ye shall offer an offering made by fire unto the LORD: it is a solemn assembly; and ye shall do no servile work therein. و در روزاول میوه درختان نیکو برای خود بگیرید، وشاخه های خرما و شاخه های درختان پربرگ، وبیدهای نهر، و به حضور یهوه خدای خود هفت روز شادی نمایید. bible_en_fa These are the feasts of the LORD, which ye shall proclaim to be holy convocations, to offer an offering made by fire unto the LORD, a burnt offering, and a meat offering, a sacrifice, and drink offerings, every thing upon his day: و آن را هر سال هفت روزبرای خداوند عید نگاه دارید، برای پشتهای شمافریضه‌ای ابدی است که در ماه هفتم آن را عیدنگاه دارید. bible_en_fa Beside the sabbaths of the LORD, and beside your gifts, and beside all your vows, and beside all your freewill offerings, which ye give unto the LORD. هفت روز در خیمه‌ها ساکن باشید؛ همه متوطنان در اسرائیل در خیمه‌ها ساکن شوند. bible_en_fa Also in the fifteenth day of the seventh month, when ye have gathered in the fruit of the land, ye shall keep a feast unto the LORD seven days: on the first day shall be a sabbath, and on the eighth day shall be a sabbath. تا طبقات شما بدانند که من بنی‌اسرائیل راوقتی که ایشان را از زمین مصر بیرون آوردم درخیمه‌ها ساکن گردانیدم. من یهوه خدای شماهستم.»پس موسی بنی‌اسرائیل را ازموسمهای خداوند خبر داد. bible_en_fa And ye shall take you on the first day the boughs of goodly trees, branches of palm trees, and the boughs of thick trees, and willows of the brook; and ye shall rejoice before the LORD your God seven days. پس موسی بنی‌اسرائیل را ازموسمهای خداوند خبر داد. bible_en_fa And ye shall keep it a feast unto the LORD seven days in the year. It shall be a statute for ever in your generations: ye shall celebrate it in the seventh month. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت bible_en_fa Ye shall dwell in booths seven days; all that are Israelites born shall dwell in booths: که «بنی‌اسرائیل را امر بفرما تا روغن زیتون صاف کوبیده شده برای روشنایی بگیرند، تا چراغ را دائم روشن کنند. bible_en_fa That your generations may know that I made the children of Israel to dwell in booths, when I brought them out of the land of Egypt: I am the LORD your God. هارون آن را بیرون حجاب شهادت در خیمه اجتماع از شام تا صبح به حضور خداوند پیوسته بیاراید. در پشتهای شما فریضه ابدی است. bible_en_fa And Moses declared unto the children of Israel the feasts of the LORD. چراغها را بر چراغدان طاهر، به حضور خداوند پیوسته بیاراید. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و آردنرم بگیر و از آن دوازده گرده بپز؛ برای هر گرده دوعشر باشد. bible_en_fa Command the children of Israel, that they bring unto thee pure oil olive beaten for the light, to cause the lamps to burn continually. و آنها را به دو صف، در هر صف شش، بر میز طاهر به حضور خداوند بگذار. bible_en_fa Without the vail of the testimony, in the tabernacle of the congregation, shall Aaron order it from the evening unto the morning before the LORD continually: it shall be a statute for ever in your generations. و برهر صف بخور صاف بنه، تا بجهت یادگاری برای نان و هدیه آتشین باشد برای خداوند. bible_en_fa He shall order the lamps upon the pure candlestick before the LORD continually. در هرروز سبت آن را همیشه به حضور خداوند بیاراید. از جانب بنی‌اسرائیل عهد ابدی خواهد بود. bible_en_fa And thou shalt take fine flour, and bake twelve cakes thereof: two tenth deals shall be in one cake. واز آن هارون و پسرانش خواهد بود تا آن را درمکان مقدس بخورند، زیرا این از هدایای آتشین خداوند به فریضه ابدی برای وی قدس اقداس خواهد بود.» bible_en_fa And thou shalt set them in two rows, six on a row, upon the pure table before the LORD. و پسر زن اسرائیلی که پدرش مرد مصری بود در میان بنی‌اسرائیل بیرون آمد، و پسر زن اسرائیلی با مرد اسرائیلی در لشکرگاه جنگ کردند. bible_en_fa And thou shalt put pure frankincense upon each row, that it may be on the bread for a memorial, even an offering made by fire unto the LORD. و پسر زن اسرائیلی اسم را کفر گفت ولعنت کرد. پس او را نزد موسی آوردند و نام مادراو شلومیت دختر دبری از سبط دان بود. bible_en_fa Every sabbath he shall set it in order before the LORD continually, being taken from the children of Israel by an everlasting covenant. و او رادر زندان انداختند تا از دهن خداوند اطلاع یابند. bible_en_fa And it shall be Aaron's and his sons'; and they shall eat it in the holy place: for it is most holy unto him of the offerings of the LORD made by fire by a perpetual statute. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And the son of an Israelitish woman, whose father was an Egyptian, went out among the children of Israel: and this son of the Israelitish woman and a man of Israel strove together in the camp; «آن کس را که لعنت کرده است، بیرون لشکرگاه ببر، و همه آنانی که شنیدند دستهای خود را بر سر وی بنهند، و تمامی جماعت او راسنگسار کنند. bible_en_fa And the Israelitish woman's son blasphemed the name of the LORD, and cursed. And they brought him unto Moses: (and his mother's name was Shelomith, the daughter of Dibri, of the tribe of Dan:) و بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، بگو: هر کسی‌که خدای خود را لعنت کندمتحمل گناه خود خواهد بود. bible_en_fa And they put him in ward, that the mind of the LORD might be shewed them. و هر‌که اسم یهوه را کفر گوید هرآینه کشته شود، تمامی جماعت او را البته سنگسار کنند، خواه غریب خواه متوطن. چونکه اسم را کفر گفته است کشته شود. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و کسی‌که آدمی را بزند که بمیرد، البته کشته شود. bible_en_fa Bring forth him that hath cursed without the camp; and let all that heard him lay their hands upon his head, and let all the congregation stone him. و کسی‌که بهیمه‌ای را بزند که بمیرد عوض آن را بدهد، جان به عوض جان. bible_en_fa And thou shalt speak unto the children of Israel, saying, Whosoever curseth his God shall bear his sin. وکسی‌که همسایه خود را عیب رسانیده باشدچنانکه او کرده باشد، به او کرده خواهد شد. bible_en_fa And he that blasphemeth the name of the LORD, he shall surely be put to death, and all the congregation shall certainly stone him: as well the stranger, as he that is born in the land, when he blasphemeth the name of the LORD, shall be put to death. شکستگی عوض شکستگی، چشم عوض چشم، دندان عوض دندان، چنانکه به آن شخص عیب رسانیده، همچنان به او رسانیده شود. bible_en_fa And he that killeth any man shall surely be put to death. وکسی‌که بهیمه‌ای را کشت، عوض آن را بدهد، اماکسی‌که انسان را کشت، کشته شود. bible_en_fa And he that killeth a beast shall make it good; beast for beast. شما رایک حکم خواهد بود، خواه غریب خواه متوطن، زیرا که من یهوه خدای شما هستم.»و موسی بنی‌اسرائیل را خبر داد، و آن را که لعنت کرده بود، بیرون لشکرگاه بردند، و او را به سنگ سنگسار کردند. پس بنی‌اسرائیل چنان‌که خداوند به موسی‌امر فرموده بود به عمل آوردند. bible_en_fa And if a man cause a blemish in his neighbour; as he hath done, so shall it be done to him; و موسی بنی‌اسرائیل را خبر داد، و آن را که لعنت کرده بود، بیرون لشکرگاه بردند، و او را به سنگ سنگسار کردند. پس بنی‌اسرائیل چنان‌که خداوند به موسی‌امر فرموده بود به عمل آوردند. bible_en_fa Breach for breach, eye for eye, tooth for tooth: as he hath caused a blemish in a man, so shall it be done to him again. و خداوند موسی را در کوه سینا خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And he that killeth a beast, he shall restore it: and he that killeth a man, he shall be put to death. «بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، به ایشان بگو: چون شما به زمینی که من به شما می‌دهم، داخل شوید، آنگاه زمین، سبت خداوند را نگاه بدارد. bible_en_fa Ye shall have one manner of law, as well for the stranger, as for one of your own country: for I am the LORD your God. شش سال مزرعه خود رابکار، و شش سال تاکستان خود را پازش بکن، ومحصولش را جمع کن. bible_en_fa And Moses spake to the children of Israel, that they should bring forth him that had cursed out of the camp, and stone him with stones. And the children of Israel did as the LORD commanded Moses. و در سال هفتم سبت آرامی برای زمین باشد، یعنی سبت برای خداوند. مزرعه خود را مکار و تاکستان خود راپازش منما. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses in mount Sinai, saying, آنچه از مزرعه تو خودرو باشد، درو مکن، و انگورهای مو پازش ناکرده خود رامچین، سال آرامی برای زمین باشد. bible_en_fa Speak unto the children of Israel, and say unto them, When ye come into the land which I give you, then shall the land keep a sabbath unto the LORD. و سبت زمین، خوراک بجهت شما خواهد بود، برای تو وغلامت و کنیزت و مزدورت و غریبی که نزد توماوا گزیند. bible_en_fa Six years thou shalt sow thy field, and six years thou shalt prune thy vineyard, and gather in the fruit thereof; و برای بهایمت و برای جانورانی که در زمین تو باشند، همه محصولش خوراک خواهد بود. bible_en_fa But in the seventh year shall be a sabbath of rest unto the land, a sabbath for the LORD: thou shalt neither sow thy field, nor prune thy vineyard. «و برای خود هفت سبت سالها بشمار، یعنی هفت در هفت سال و مدت هفت سبت سالها برای تو چهل و نه سال خواهد بود. bible_en_fa That which groweth of its own accord of thy harvest thou shalt not reap, neither gather the grapes of thy vine undressed: for it is a year of rest unto the land. و در روز دهم ازماه هفتم در روز کفاره، کرنای بلندآواز را بگردان؛ در تمامی زمین خود کرنا را بگردان. bible_en_fa And the sabbath of the land shall be meat for you; for thee, and for thy servant, and for thy maid, and for thy hired servant, and for thy stranger that sojourneth with thee, سال پنجاهم را تقدیس نمایید، و در زمین برای جمیع ساکنانش آزادی را اعلان کنید. این برای شمایوبیل خواهد بود، و هر کس از شما به ملک خودبرگردد، و هر کس از شما به قبیله خود برگردد. bible_en_fa And for thy cattle, and for the beast that are in thy land, shall all the increase thereof be meat. این سال پنجاهم برای شما یوبیل خواهد بود. زراعت مکنید و حاصل خودروی آن را مچینید، و انگورهای مو پازش ناکرده آن را مچینید. bible_en_fa And thou shalt number seven sabbaths of years unto thee, seven times seven years; and the space of the seven sabbaths of years shall be unto thee forty and nine years. چونکه یوبیل است، برای شما مقدس خواهدبود؛ محصول آن را در مزرعه بخورید. bible_en_fa Then shalt thou cause the trumpet of the jubile to sound on the tenth day of the seventh month, in the day of atonement shall ye make the trumpet sound throughout all your land. در این سال یوبیل هر کس از شما به ملک خود برگردد. bible_en_fa And ye shall hallow the fiftieth year, and proclaim liberty throughout all the land unto all the inhabitants thereof: it shall be a jubile unto you; and ye shall return every man unto his possession, and ye shall return every man unto his family. و اگر چیزی به همسایه خود بفروشی یا چیزی از دست همسایه ات بخری یکدیگر را مغبون مسازید. bible_en_fa A jubile shall that fiftieth year be unto you: ye shall not sow, neither reap that which groweth of itself in it, nor gather the grapes in it of thy vine undressed. برحسب شماره سالهای بعد ازیوبیل، از همسایه خود بخر و برحسب سالهای محصولش به تو بفروشد. bible_en_fa For it is the jubile; it shall be holy unto you: ye shall eat the increase thereof out of the field. برحسب زیادتی سالها قیمت آن را زیاده کن، و برحسب کمی سالها قیمتش را کم نما، زیرا که شماره حاصلها رابه تو خواهد فروخت. bible_en_fa In the year of this jubile ye shall return every man unto his possession. و یکدیگر را مغبون مسازید، و از خدای خود بترس. من یهوه خدای شما هستم. bible_en_fa And if thou sell ought unto thy neighbour, or buyest ought of thy neighbour's hand, ye shall not oppress one another: پس فرایض مرا بجا آورید واحکام مرا نگاه داشته، آنها را به عمل آورید، تا درزمین به امنیت ساکن شوید. bible_en_fa According to the number of years after the jubile thou shalt buy of thy neighbour, and according unto the number of years of the fruits he shall sell unto thee: و زمین بار خود راخواهد داد و به سیری خواهید خورد، و به امنیت در آن ساکن خواهید بود. bible_en_fa According to the multitude of years thou shalt increase the price thereof, and according to the fewness of years thou shalt diminish the price of it: for according to the number of the years of the fruits doth he sell unto thee. و اگر گویید در سال هفتم چه بخوریم، زیرا اینک نمی کاریم و حاصل خود را جمع نمی کنیم، bible_en_fa Ye shall not therefore oppress one another; but thou shalt fear thy God: for I am the LORD your God. پس در سال ششم برکت خود را بر شما خواهم فرمود، و محصول سه سال خواهد داد. bible_en_fa Wherefore ye shall do my statutes, and keep my judgments, and do them; and ye shall dwell in the land in safety. و در سال هشتم بکارید واز محصول کهنه تا سال نهم بخورید. تا حاصل آن برسد، کهنه را بخورید. bible_en_fa And the land shall yield her fruit, and he shall eat your fill, and dwell therein in safety. و زمین به فروش ابدی نرود زیرا زمین از آن من است، و شما نزد من غریب و مهمان هستید. bible_en_fa And if ye shall say, What shall we eat the seventh year? behold, we shall not sow, nor gather in our increase: و در تمامی زمین ملک خود برای زمین فکاک بدهید. bible_en_fa Then I will command my blessing upon you in the sixth year, and it shall bring forth fruit for three years. اگر برادر تو فقیرشده، بعضی از ملک خود را بفروشد، آنگاه ولی او که خویش نزدیک او باشد بیاید، و آنچه را که برادرت می‌فروشد، انفکاک نماید. bible_en_fa And ye shall sow the eighth year, and eat yet of old fruit until the ninth year; until her fruits come in ye shall eat of the old store. و اگر کسی ولی ندارد و برخوردار شده، قدر فکاک آن را پیدانماید. bible_en_fa The land shall not be sold for ever: for the land is mine; for ye are strangers and sojourners with me. آنگاه سالهای فروش آن را بشمارد وآنچه را که زیاده است به آنکس که فروخته بود، رد نماید، و او به ملک خود برگردد. bible_en_fa And in all the land of your possession ye shall grant a redemption for the land. و اگرنتواند برای خود پس بگیرد، آنگاه آنچه فروخته است به‌دست خریدار آن تا سال یوبیل بماند، ودر یوبیل رها خواهد شد، و او به ملک خودخواهد برگشت. bible_en_fa If thy brother be waxen poor, and hath sold away some of his possession, and if any of his kin come to redeem it, then shall he redeem that which his brother sold. «و اگر کسی خانه سکونتی در شهرحصاردار بفروشد، تا یک سال تمام بعد ازفروختن آن حق انفکاک آن را خواهد داشت، مدت انفکاک آن یک سال خواهد بود. bible_en_fa And if the man have none to redeem it, and himself be able to redeem it; و اگر در مدت یک سال تمام آن را انفکاک ننماید، پس آن خانه‌ای که در شهر حصاردار است، برای خریدارآن نسلا بعد نسل برقرار باشد، در یوبیل رهانشود. bible_en_fa Then let him count the years of the sale thereof, and restore the overplus unto the man to whom he sold it; that he may return unto his possession. لیکن خانه های دهات که حصار گردخود ندارد، با مزرعه های آن زمین شمرده شود. برای آنها حق انفکاک هست و در یوبیل رهاخواهد شد. bible_en_fa But if he be not able to restore it to him, then that which is sold shall remain in the hand of him that hath bought it until the year of jubile: and in the jubile it shall go out, and he shall return unto his possession. و اما شهرهای لاویان، خانه های شهرهای ملک ایشان، حق انفکاک آنها همیشه برای لاویان است. bible_en_fa And if a man sell a dwelling house in a walled city, then he may redeem it within a whole year after it is sold; within a full year may he redeem it. و اگر کسی از لاویان بخرد، پس آنچه فروخته شده است از خانه یا از شهرملک او در یوبیل رها خواهد شد، زیرا خانه های شهرهای لاویان در میان بنی‌اسرائیل، ملک ایشان است. bible_en_fa And if it be not redeemed within the space of a full year, then the house that is in the walled city shall be established for ever to him that bought it throughout his generations: it shall not go out in the jubile. و مزرعه های حوالی شهرهای ایشان فروخته نشود، زیرا که این برای ایشان ملک ابدی است. bible_en_fa But the houses of the villages which have no wall round about them shall be counted as the fields of the country: they may be redeemed, and they shall go out in the jubile. «و اگر برادرت فقیر شده، نزد تو تهی‌دست باشد، او را مثل غریب و مهمان دستگیری نما تا باتو زندگی نماید. bible_en_fa Notwithstanding the cities of the Levites, and the houses of the cities of their possession, may the Levites redeem at any time. از او ربا و سود مگیر و ازخدای خود بترس، تا برادرت با تو زندگی نماید. bible_en_fa And if a man purchase of the Levites, then the house that was sold, and the city of his possession, shall go out in the year of jubile: for the houses of the cities of the Levites are their possession among the children of Israel. نقد خود را به او به ربا مده و خوراک خود را به او به سود مده. bible_en_fa But the field of the suburbs of their cities may not be sold; for it is their perpetual possession. من یهوه خدای شما هستم که شما را از زمین مصر بیرون آوردم تا زمین کنعان رابه شما دهم و خدای شما باشم. bible_en_fa And if thy brother be waxen poor, and fallen in decay with thee; then thou shalt relieve him: yea, though he be a stranger, or a sojourner; that he may live with thee. و اگر برادرت نزد تو فقیر شده، خود را به تو بفروشد، بر او مثل غلام خدمت مگذار. bible_en_fa Take thou no usury of him, or increase: but fear thy God; that thy brother may live with thee. مثل مزدور و مهمان نزدتو باشد و تا سال یوبیل نزد تو خدمت نماید. bible_en_fa Thou shalt not give him thy money upon usury, nor lend him thy victuals for increase. آنگاه از نزد تو بیرون رود، خود او و پسرانش همراه وی، و به خاندان خود برگردد و به ملک پدران خود رجعت نماید. bible_en_fa I am the LORD your God, which brought you forth out of the land of Egypt, to give you the land of Canaan, and to be your God. زیرا که ایشان بندگان منند که ایشان را از زمین مصر بیرون آوردم؛ مثل غلامان فروخته نشوند. bible_en_fa And if thy brother that dwelleth by thee be waxen poor, and be sold unto thee; thou shalt not compel him to serve as a bondservant: بر او به سختی حکم رانی منما و از خدای خود بترس. bible_en_fa But as an hired servant, and as a sojourner, he shall be with thee, and shall serve thee unto the year of jubile: و اما غلامانت و کنیزانت که برای توخواهندبود، از امتهایی که به اطراف تو می‌باشنداز ایشان غلامان و کنیزان بخرید. bible_en_fa And then shall he depart from thee, both he and his children with him, and shall return unto his own family, and unto the possession of his fathers shall he return. و هم ازپسران مهمانانی که نزد شما ماوا گزینند، و ازقبیله های ایشان که نزد شما باشند، که ایشان را درزمین شما تولید نمودند، بخرید و مملوک شماخواهندبود. bible_en_fa For they are my servants, which I brought forth out of the land of Egypt: they shall not be sold as bondmen. و ایشان را بعد از خود برای پسران خود واگذارید، تا ملک موروثی باشند وایشان را تا به ابد مملوک سازید. و اما برادران شمااز بنی‌اسرائیل هیچکس بر برادر خود به سختی حکمرانی نکند. bible_en_fa Thou shalt not rule over him with rigour; but shalt fear thy God. «و اگر غریب یا مهمانی نزد شما برخوردارگردد، و برادرت نزد او فقیر شده، به آن غریب یامهمان تو یا به نسل خاندان آن غریب، خود رابفروشد، bible_en_fa Both thy bondmen, and thy bondmaids, which thou shalt have, shall be of the heathen that are round about you; of them shall ye buy bondmen and bondmaids. بعد از فروخته شدنش برای وی حق انفکاک می‌باشد. یکی از برادرانش او را انفکاک نماید. bible_en_fa Moreover of the children of the strangers that do sojourn among you, of them shall ye buy, and of their families that are with you, which they begat in your land: and they shall be your possession. یا عمویش یا پسر عمویش او را انفکاک نماید، یا یکی از خویشان او از خاندانش او راانفکاک نماید، یا خود او اگر برخوردار گردد، خویشتن را انفکاک نماید. bible_en_fa And ye shall take them as an inheritance for your children after you, to inherit them for a possession; they shall be your bondmen for ever: but over your brethren the children of Israel, ye shall not rule one over another with rigour. و با آن کسی‌که او راخرید از سالی که خود را فروخت تا سال یوبیل حساب کند، و نقد فروش او برحسب شماره سالها باشد، موافق روزهای مزدور نزد او باشد. bible_en_fa And if a sojourner or stranger wax rich by thee, and thy brother that dwelleth by him wax poor, and sell himself unto the stranger or sojourner by thee, or to the stock of the stranger's family: اگر سالهای بسیار باقی باشد، برحسب آنها نقدانفکاک خود را از نقد فروش خود، پس بدهد. bible_en_fa After that he is sold he may be redeemed again; one of his brethren may redeem him: و اگر تا سال یوبیل، سالهای کم باقی باشد باوی حساب بکند، و برحسب سالهایش نقدانفکاک خود را رد نماید. bible_en_fa Either his uncle, or his uncle's son, may redeem him, or any that is nigh of kin unto him of his family may redeem him; or if he be able, he may redeem himself. مثل مزدوری که سال به سال اجیر باشد نزد او بماند، و در نظر تو به سختی بر وی حکمرانی نکند. bible_en_fa And he shall reckon with him that bought him from the year that he was sold to him unto the year of jubile: and the price of his sale shall be according unto the number of years, according to the time of an hired servant shall it be with him. و اگر به اینهاانفکاک نشود پس در سال یوبیل رهاشود، هم خود او و پسرانش همراه وی.زیرا برای من بنی‌اسرائیل غلام‌اند، ایشان غلام من می‌باشند که ایشان را از زمین مصر بیرون آوردم. من یهوه خدای شما هستم. bible_en_fa If there be yet many years behind, according unto them he shall give again the price of his redemption out of the money that he was bought for. زیرا برای من بنی‌اسرائیل غلام‌اند، ایشان غلام من می‌باشند که ایشان را از زمین مصر بیرون آوردم. من یهوه خدای شما هستم. bible_en_fa And if there remain but few years unto the year of jubile, then he shall count with him, and according unto his years shall he give him again the price of his redemption. «برای خود بتها مسازید، و تمثال تراشیده و ستونی به جهت خود برپامنمایید، و سنگی مصور در زمین خود مگذاریدتا به آن سجده کنید، زیرا که من یهوه خدای شماهستم. bible_en_fa And as a yearly hired servant shall he be with him: and the other shall not rule with rigour over him in thy sight. سبت های مرا نگاه دارید، و مکان مقدس مرا احترام نمایید. من یهوه هستم. bible_en_fa And if he be not redeemed in these years, then he shall go out in the year of jubile, both he, and his children with him. اگر درفرایض من سلوک نمایید و اوامر مرا نگاه داشته، آنها را بجا آورید، bible_en_fa For unto me the children of Israel are servants; they are my servants whom I brought forth out of the land of Egypt: I am the LORD your God. آنگاه بارانهای شما را درموسم آنها خواهم داد، و زمین محصول خود راخواهد آورد، و درختان صحرا میوه خود راخواهد داد. bible_en_fa Ye shall make you no idols nor graven image, neither rear you up a standing image, neither shall ye set up any image of stone in your land, to bow down unto it: for I am the LORD your God. و کوفتن خرمن شما تا چیدن انگورخواهد رسید، و چیدن انگور تا کاشتن تخم خواهد رسید، و نان خود را به سیری خورده، درزمین خود به امنیت سکونت خواهید کرد. bible_en_fa Ye shall keep my sabbaths, and reverence my sanctuary: I am the LORD. و به زمین، سلامتی خواهم داد و خواهید خوابید وترساننده‌ای نخواهد بود، و حیوانات موذی را اززمین نابود خواهم ساخت، و شمشیر از زمین شماگذر نخواهد کرد. bible_en_fa If ye walk in my statutes, and keep my commandments, and do them; و دشمنان خود را تعاقب خواهید کرد، و ایشان پیش روی شما از شمشیرخواهند افتاد. bible_en_fa Then I will give you rain in due season, and the land shall yield her increase, and the trees of the field shall yield their fruit. و پنج نفر از شما صد را تعاقب خواهند کرد، و صد از شما ده هزار را خواهندراند، و دشمنان شما پیش روی شما از شمشیرخواهند افتاد. bible_en_fa And your threshing shall reach unto the vintage, and the vintage shall reach unto the sowing time: and ye shall eat your bread to the full, and dwell in your land safely. و بر شما التفات خواهم کرد، وشما را بارور گردانیده، شما را کثیر خواهم ساخت، و عهد خود را با شما استوار خواهم نمود. bible_en_fa And I will give peace in the land, and ye shall lie down, and none shall make you afraid: and I will rid evil beasts out of the land, neither shall the sword go through your land. و غله کهنه پارینه را خواهید خورد، وکهنه را برای نو بیرون خواهید آورد. bible_en_fa And ye shall chase your enemies, and they shall fall before you by the sword. و مسکن خود را در میان شما برپا خواهم کرد و جانم شمارا مکروه نخواهد داشت. bible_en_fa And five of you shall chase an hundred, and an hundred of you shall put ten thousand to flight: and your enemies shall fall before you by the sword. و در میان شماخواهم خرامید و خدای شما خواهم بود و شماقوم من خواهید بود. bible_en_fa For I will have respect unto you, and make you fruitful, and multiply you, and establish my covenant with you. من یهوه خدای شماهستم که شما را از زمین مصر بیرون آوردم تاایشان را غلام نباشید، و بندهای یوغ شما راشکستم، و شما را راست روان ساختم. bible_en_fa And ye shall eat old store, and bring forth the old because of the new. «و اگر مرا نشنوید و جمیع این اوامر را بجانیاورید، bible_en_fa And I will set my tabernacle among you: and my soul shall not abhor you. و اگر فرایض مرا رد نمایید و دل شمااحکام مرا مکروه دارد، تا تمامی اوامر مرا بجانیاورده، عهد مرا بشکنید، bible_en_fa And I will walk among you, and will be your God, and ye shall be my people. من این را به شماخواهم کرد که خوف و سل و تب را که چشمان رافنا سازد، و جان را تلف کند، بر شما مسلط خواهم ساخت، و تخم خود را بی‌فایده خواهید کاشت ودشمنان شما آن را خواهند خورد. bible_en_fa I am the LORD your God, which brought you forth out of the land of Egypt, that ye should not be their bondmen; and I have broken the bands of your yoke, and made you go upright. و روی خود را به ضد شما خواهم داشت، و پیش روی دشمنان خود منهزم خواهید شد، و آنانی که ازشما نفرت دارند، بر شما حکمرانی خواهند کرد، و بدون تعاقب کننده‌ای فرار خواهید نمود. bible_en_fa But if ye will not hearken unto me, and will not do all these commandments; واگر با وجود این همه، مرا نشنوید، آنگاه شما را برای گناهان شما هفت مرتبه زیاده سیاست خواهم کرد. bible_en_fa And if ye shall despise my statutes, or if your soul abhor my judgments, so that ye will not do all my commandments, but that ye break my covenant: و فخر قوت شما را خواهم شکست، و آسمان شما را مثل آهن و زمین شما رامثل مس خواهم ساخت. bible_en_fa I also will do this unto you; I will even appoint over you terror, consumption, and the burning ague, that shall consume the eyes, and cause sorrow of heart: and ye shall sow your seed in vain, for your enemies shall eat it. و قوت شما دربطالت صرف خواهد شد، زیرا زمین شما حاصل خود را نخواهد داد، و درختان زمین میوه خود رانخواهد آورد. bible_en_fa And I will set my face against you, and ye shall be slain before your enemies: they that hate you shall reign over you; and ye shall flee when none pursueth you. و اگر به خلاف من رفتار نموده، از شنیدن من ابا نمایید، آنگاه برحسب گناهانتان هفت چندان بلایای زیاده بر شما عارض گردانم. bible_en_fa And if ye will not yet for all this hearken unto me, then I will punish you seven times more for your sins. و وحوش صحرا را بر شما فرستم تا شما رابی اولاد سازند، و بهایم شما را هلاک کنند، و شمارا در شماره کم سازند، و شاهراههای شما ویران خواهد شد. bible_en_fa And I will break the pride of your power; and I will make your heaven as iron, and your earth as brass: و اگر با این همه از من متنبه نشده، به خلاف من رفتار کنید، bible_en_fa And your strength shall be spent in vain: for your land shall not yield her increase, neither shall the trees of the land yield their fruits. آنگاه من نیز به خلاف شما رفتار خواهم کرد، و شما را برای گناهانتان هفت چندان سزا خواهم داد. bible_en_fa And if ye walk contrary unto me, and will not hearken unto me; I will bring seven times more plagues upon you according to your sins. و بر شماشمشیری خواهم آورد که انتقام عهد مرا بگیرد. وچون به شهرهای خود جمع شوید، وبا در میان شما خواهم فرستاد، و به‌دست دشمن تسلیم خواهید شد. bible_en_fa I will also send wild beasts among you, which shall rob you of your children, and destroy your cattle, and make you few in number; and your highways shall be desolate. و چون عصای نان شما را بشکنم، ده زن نان شما را در یک تنور خواهند پخت، و نان شما را به شما به وزن پس خواهند داد، و چون بخورید سیر نخواهید شد. bible_en_fa And if ye will not be reformed by me by these things, but will walk contrary unto me; و اگر با وجود این، مرا نشنوید و به خلاف من رفتار نمایید، bible_en_fa Then will I also walk contrary unto you, and will punish you yet seven times for your sins. آنگاه به غضب به خلاف شما رفتار خواهم کرد، و من نیز برای گناهانتان، شما را هفت چندان سیاست خواهم کرد. bible_en_fa And I will bring a sword upon you, that shall avenge the quarrel of my covenant: and when ye are gathered together within your cities, I will send the pestilence among you; and ye shall be delivered into the hand of the enemy. و گوشت پسران خود را خواهیدخورد، و گوشت دختران خود را خواهید خورد. bible_en_fa And when I have broken the staff of your bread, ten women shall bake your bread in one oven, and they shall deliver you your bread again by weight: and ye shall eat, and not be satisfied. و مکانهای بلند شما را خراب خواهم ساخت، و اصنام شما را قطع خواهم کرد، و لاشه های شمارا بر لاشه های بتهای شما خواهم افکند، و جان من شما را مکروه خواهد داشت. bible_en_fa And if ye will not for all this hearken unto me, but walk contrary unto me; و شهرهای شما را خراب خواهم ساخت، و مکانهای مقدس شما را ویران خواهم کرد، و بوی عطرهای خوشبوی شما را نخواهم بویید. bible_en_fa Then I will walk contrary unto you also in fury; and I, even I, will chastise you seven times for your sins. و من زمین راویران خواهم ساخت، به حدی که دشمنان شماکه در آن ساکن باشند، متحیر خواهند شد. bible_en_fa And ye shall eat the flesh of your sons, and the flesh of your daughters shall ye eat. وشما را در میان امتها پراکنده خواهم ساخت، وشمشیر را در عقب شما خواهم کشید، و زمین شما ویران و شهرهای شما خراب خواهد شد. bible_en_fa And I will destroy your high places, and cut down your images, and cast your carcases upon the carcases of your idols, and my soul shall abhor you. آنگاه زمین در تمامی روزهای ویرانی‌اش، حینی که شما در زمین دشمنان خود باشید، ازسبت های خود تمتع خواهد برد. پس زمین آرامی خواهد یافت و از سبت های خود تمتع خواهدبرد. bible_en_fa And I will make your cities waste, and bring your sanctuaries unto desolation, and I will not smell the savour of your sweet odours. تمامی روزهای ویرانی‌اش آرامی خواهدیافت، یعنی آن آرامی که در سبت های شماحینی که در آن ساکن می‌بودید، نیافته بود. bible_en_fa And I will bring the land into desolation: and your enemies which dwell therein shall be astonished at it. «و اما در دلهای بقیه شما در زمین دشمنان شما ضعف خواهم فرستاد، و آواز برگ رانده شده، ایشان را خواهد گریزانید، و بدون تعاقب کننده‌ای مثل کسی‌که از شمشیر فرار کند، خواهند گریخت و خواهند افتاد. bible_en_fa And I will scatter you among the heathen, and will draw out a sword after you: and your land shall be desolate, and your cities waste. و به روی یکدیگر مثل از دم شمشیر خواهند ریخت، باآنکه کسی تعاقب نکند، و شما را یارای مقاومت با دشمنان خود نخواهد بود. bible_en_fa Then shall the land enjoy her sabbaths, as long as it lieth desolate, and ye be in your enemies' land; even then shall the land rest, and enjoy her sabbaths. و در میان امتهاهلاک خواهید شد و زمین دشمنان شما، شما راخواهد خورد. bible_en_fa As long as it lieth desolate it shall rest; because it did not rest in your sabbaths, when ye dwelt upon it. و بقیه شما در زمین دشمنان خود در گناهان خود فانی خواهند شد، و درگناهان پدران خود نیز فانی خواهند شد. bible_en_fa And upon them that are left alive of you I will send a faintness into their hearts in the lands of their enemies; and the sound of a shaken leaf shall chase them; and they shall flee, as fleeing from a sword; and they shall fall when none pursueth. پس به گناهان خود و به گناهان پدران خود در خیانتی که به من ورزیده، و سلوکی که به خلاف من نموده‌اند، اعتراف خواهند کرد. bible_en_fa And they shall fall one upon another, as it were before a sword, when none pursueth: and ye shall have no power to stand before your enemies. از این سبب من نیز به خلاف ایشان رفتار نمودم، و ایشان را به زمین دشمنان ایشان آوردم. پس اگر دل نامختون ایشان متواضع شود و سزای گناهان خود رابپذیرند، bible_en_fa And ye shall perish among the heathen, and the land of your enemies shall eat you up. آنگاه عهد خود را با یعقوب بیادخواهم آورد، و عهد خود را با اسحاق نیز و عهدخود را با ابراهیم نیز بیاد خواهم آورد، و آن زمین را بیاد خواهم آورد. bible_en_fa And they that are left of you shall pine away in their iniquity in your enemies' lands; and also in the iniquities of their fathers shall they pine away with them. و زمین از ایشان ترک خواهد شد و چون از ایشان ویران باشد ازسبت های خود تمتع خواهد برد، و ایشان سزای گناه خود را خواهند پذیرفت، به‌سبب اینکه احکام مرا رد کردند، و دل ایشان فرایض مرامکروه داشت. bible_en_fa If they shall confess their iniquity, and the iniquity of their fathers, with their trespass which they trespassed against me, and that also they have walked contrary unto me; و با وجود این همه نیز چون درزمین دشمنان خود باشند، من ایشان را رد نخواهم کرد، و ایشان را مکروه نخواهم داشت تا ایشان راهلاک کنم، و عهد خود را با ایشان بشکنم، زیرا که من یهوه خدای ایشان هستم. bible_en_fa And that I also have walked contrary unto them, and have brought them into the land of their enemies; if then their uncircumcised hearts be humbled, and they then accept of the punishment of their iniquity: بلکه برای ایشان عهد اجداد ایشان را بیاد خواهم آورد که ایشان رادر نظر امتها از زمین مصر بیرون آوردم، تا خدای ایشان باشم. من یهوه هستم.»این است فرایض و احکام و شرایعی که خداوند در میان خود وبنی‌اسرائیل در کوه سینا به‌دست موسی قرار داد. bible_en_fa Then will I remember my covenant with Jacob, and also my covenant with Isaac, and also my covenant with Abraham will I remember; and I will remember the land. این است فرایض و احکام و شرایعی که خداوند در میان خود وبنی‌اسرائیل در کوه سینا به‌دست موسی قرار داد. bible_en_fa The land also shall be left of them, and shall enjoy her sabbaths, while she lieth desolate without them: and they shall accept of the punishment of their iniquity: because, even because they despised my judgments, and because their soul abhorred my statutes. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And yet for all that, when they be in the land of their enemies, I will not cast them away, neither will I abhor them, to destroy them utterly, and to break my covenant with them: for I am the LORD their God. «بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، به ایشان بگو: چون کسی نذر مخصوصی نماید، نفوس برحسب برآورد تو، از آن خداوند باشند. bible_en_fa But I will for their sakes remember the covenant of their ancestors, whom I brought forth out of the land of Egypt in the sight of the heathen, that I might be their God: I am the LORD. و اگر برآورد تو بجهت ذکور، از بیست ساله تاشصت ساله باشد، برآورد تو پنجاه مثقال نقره برحسب مثقال قدس خواهد بود. bible_en_fa These are the statutes and judgments and laws, which the LORD made between him and the children of Israel in mount Sinai by the hand of Moses. و اگر اناث باشد برآورد تو سی مثقال خواهد بود. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و اگر ازپنج ساله تا بیست ساله باشد، برآورد تو بجهت ذکور، بیست مثقال و بجهت اناث ده مثقال خواهدبود. bible_en_fa Speak unto the children of Israel, and say unto them, When a man shall make a singular vow, the persons shall be for the LORD by thy estimation. و اگر از یک ماهه تا پنج ساله باشد، برآوردتو بجهت ذکور پنج مثقال نقره، و بجهت اناث، برآورد تو سه مثقال نقره خواهد بود. bible_en_fa And thy estimation shall be of the male from twenty years old even unto sixty years old, even thy estimation shall be fifty shekels of silver, after the shekel of the sanctuary. و اگر ازشصت ساله و بالاتر باشد، اگر ذکور باشد، آنگاه برآورد تو پانزده مثقال، و برای اناث ده مثقال خواهد بود. bible_en_fa And if it be a female, then thy estimation shall be thirty shekels. و اگر از برآورد تو فقیرتر باشد، پس او را به حضور کاهن حاضر کنند، و کاهن برایش برآورد کند و کاهن به مقدار قوه آن که نذر کرده، برای وی برآورد نماید. bible_en_fa And if it be from five years old even unto twenty years old, then thy estimation shall be of the male twenty shekels, and for the female ten shekels. و اگر بهیمه‌ای باشد ازآنهایی که برای خداوند قربانی می‌گذرانند، هرآنچه را که کسی از آنها به خداوند بدهد، مقدس خواهد بود. bible_en_fa And if it be from a month old even unto five years old, then thy estimation shall be of the male five shekels of silver, and for the female thy estimation shall be three shekels of silver. آن را مبادله ننماید و خوب را به بد یا بد را به خوب عوض نکند. و اگر بهیمه‌ای رابه بهیمه‌ای مبادله کند، هم آن و آنچه به عوض آن داده شود، هر دو مقدس خواهد بود. bible_en_fa And if it be from sixty years old and above; if it be a male, then thy estimation shall be fifteen shekels, and for the female ten shekels. و اگر هرقسم بهیمه نجس باشد که از آن قربانی برای خداوند نمی گذرانند، آن بهیمه را پیش کاهن حاضر کند. bible_en_fa But if he be poorer than thy estimation, then he shall present himself before the priest, and the priest shall value him; according to his ability that vowed shall the priest value him. و کاهن آن را چه خوب و چه بد، قیمت کند و برحسب برآورد تو‌ای کاهن، چنین باشد. bible_en_fa And if it be a beast, whereof men bring an offering unto the LORD, all that any man giveth of such unto the LORD shall be holy. و اگر آن را فدیه دهد، پنج یک بر برآوردتو زیاده دهد. bible_en_fa He shall not alter it, nor change it, a good for a bad, or a bad for a good: and if he shall at all change beast for beast, then it and the exchange thereof shall be holy. و اگر کسی خانه خود را وقف نماید تا برای خداوند مقدس شود، کاهن آن راچه خوب و چه بد برآورد کند، و بطوری که کاهن آن را برآورد کرده باشد، همچنان بماند. bible_en_fa And if it be any unclean beast, of which they do not offer a sacrifice unto the LORD, then he shall present the beast before the priest: و اگروقف کننده بخواهد خانه خود را فدیه دهد، پس پنج یک بر نقد برآورد تو زیاده کند و از آن اوخواهد بود. bible_en_fa And the priest shall value it, whether it be good or bad: as thou valuest it, who art the priest, so shall it be. و اگر کسی قطعه‌ای از زمین ملک خود را برای خداوند وقف نماید، آنگاه برآوردتو موافق زراعت آن باشد، زراعت یک حومر جو به پنجاه مثقال نقره باشد. bible_en_fa But if he will at all redeem it, then he shall add a fifth part thereof unto thy estimation. و اگر زمین خود را ازسال یوبیل وقف نماید، موافق برآورد تو برقرارباشد. bible_en_fa And when a man shall sanctify his house to be holy unto the LORD, then the priest shall estimate it, whether it be good or bad: as the priest shall estimate it, so shall it stand. و اگر زمین خود را بعد از یوبیل وقف نماید، آنگاه کاهن نقد آن را موافق سالهایی که تاسال یوبیل باقی می‌باشد برای وی بشمارد، و ازبرآورد تو تخفیف شود. bible_en_fa And if he that sanctified it will redeem his house, then he shall add the fifth part of the money of thy estimation unto it, and it shall be his. و اگر آنکه زمین راوقف کرد بخواهد آن را فدیه دهد، پس پنج یک از نقد برآورد تو را بر آن بیفزاید و برای وی برقرارشود. bible_en_fa And if a man shall sanctify unto the LORD some part of a field of his possession, then thy estimation shall be according to the seed thereof: an homer of barley seed shall be valued at fifty shekels of silver. و اگر نخواهد زمین را فدیه دهد، یا اگرزمین را به دیگری فروخته باشد، بعد از آن فدیه داده نخواهد شد. bible_en_fa If he sanctify his field from the year of jubile, according to thy estimation it shall stand. و آن زمین چون در یوبیل رها شود مثل زمین وقف برای خداوند، مقدس خواهد بود؛ ملکیت آن برای کاهن است. bible_en_fa But if he sanctify his field after the jubile, then the priest shall reckon unto him the money according to the years that remain, even unto the year of the jubile, and it shall be abated from thy estimation. و اگرزمینی را که خریده باشد که از زمین ملک او نبود، برای خداوند وقف نماید، bible_en_fa And if he that sanctified the field will in any wise redeem it, then he shall add the fifth part of the money of thy estimation unto it, and it shall be assured to him. آنگاه کاهن مبلغ برآورد تو را تا سال یوبیل برای وی بشمارد، و درآن روز برآورد تو را مثل وقف خداوند به وی بدهد. bible_en_fa And if he will not redeem the field, or if he have sold the field to another man, it shall not be redeemed any more. و آن زمین در سال یوبیل به کسی‌که از اوخریده شده بود خواهد برگشت، یعنی به کسی‌که آن زمین ملک موروثی وی بود. bible_en_fa But the field, when it goeth out in the jubile, shall be holy unto the LORD, as a field devoted; the possession thereof shall be the priest's. و هر برآورد توموافق مثقال قدس باشد که بیست جیره یک مثقال است. bible_en_fa And if a man sanctify unto the LORD a field which he hath bought, which is not of the fields of his possession; «لیکن نخست زاده‌ای از بهایم که برای خداوند نخست زاده شده باشد، هیچکس آن راوقف ننماید، خواه گاو خواه گوسفند، از آن خداوند است. bible_en_fa Then the priest shall reckon unto him the worth of thy estimation, even unto the year of the jubile: and he shall give thine estimation in that day, as a holy thing unto the LORD. و اگر از بهایم نجس باشد، آنگاه آن را برحسب برآورد تو فدیه دهد، و پنج یک برآن بیفزاید، و اگر فدیه داده نشود پس موافق برآورد تو فروخته شود. bible_en_fa In the year of the jubile the field shall return unto him of whom it was bought, even to him to whom the possession of the land did belong. اما هر چیزی که کسی برای خداوند وقف نماید، از کل مایملک خود، چه از انسان چه از بهایم چه از زمین ملک خود، نه فروخته شود و نه فدیه داده شود، زیرا هر‌چه وقف باشد برای خداوند قدس اقداس است. bible_en_fa And all thy estimations shall be according to the shekel of the sanctuary: twenty gerahs shall be the shekel. هر وقفی که از انسان وقف شده باشد، فدیه داده نشود. البته کشته شود. bible_en_fa Only the firstling of the beasts, which should be the LORD's firstling, no man shall sanctify it; whether it be ox, or sheep: it is the LORD's. و تمامی ده‌یک زمین چه از تخم زمین چه از میوه درخت از آن خداوند است، و برای خداوند مقدس می‌باشد. bible_en_fa And if it be of an unclean beast, then he shall redeem it according to thine estimation, and shall add a fifth part of it thereto: or if it be not redeemed, then it shall be sold according to thy estimation. و اگر کسی از ده‌یک خود چیزی فدیه دهدپنج یک آن را بر آن بیفزاید. bible_en_fa Notwithstanding no devoted thing, that a man shall devote unto the LORD of all that he hath, both of man and beast, and of the field of his possession, shall be sold or redeemed: every devoted thing is most holy unto the LORD. و تمامی ده‌یک گاو و گوسفند یعنی هر‌چه زیر عصا بگذرد، دهم آن برای خداوند مقدس خواهد بود.در خوبی و بدی آن تفحص ننماید و آن را مبادله نکند، واگر آن را مبادله کند هم آن و هم بدل آن مقدس خواهد بود و فدیه داده نشود.» bible_en_fa None devoted, which shall be devoted of men, shall be redeemed; but shall surely be put to death. در خوبی و بدی آن تفحص ننماید و آن را مبادله نکند، واگر آن را مبادله کند هم آن و هم بدل آن مقدس خواهد بود و فدیه داده نشود.» bible_en_fa And all the tithe of the land, whether of the seed of the land, or of the fruit of the tree, is the LORD's: it is holy unto the LORD. و در روز اول ماه دوم از سال دوم از بیرون آمدن ایشان از زمین مصر، خداوند دربیابان سینا در خیمه اجتماع موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And if a man will at all redeem ought of his tithes, he shall add thereto the fifth part thereof. «حساب تمامی جماعت بنی‌اسرائیل را برحسب قبایل و خاندان آبای ایشان، به شماره اسم های همه ذکوران موافق سرهای ایشان بگیرید. bible_en_fa And concerning the tithe of the herd, or of the flock, even of whatsoever passeth under the rod, the tenth shall be holy unto the LORD. از بیست ساله و زیاده، هر‌که از اسرائیل به جنگ بیرون می‌رود، تو وهارون ایشان را برحسب افواج ایشان بشمارید. bible_en_fa He shall not search whether it be good or bad, neither shall he change it: and if he change it at all, then both it and the change thereof shall be holy; it shall not be redeemed. و همراه شما یک نفر از هر سبط باشد که هر یک رئیس خاندان آبایش باشد. bible_en_fa These are the commandments, which the LORD commanded Moses for the children of Israel in mount Sinai. و اسم های کسانی که با شما باید بایستند، این است: از روبین، الیصوربن شدیئور. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses in the wilderness of Sinai, in the tabernacle of the congregation, on the first day of the second month, in the second year after they were come out of the land of Egypt, saying, و از شمعون، شلومیئیل بن صوریشدای. bible_en_fa Take ye the sum of all the congregation of the children of Israel, after their families, by the house of their fathers, with the number of their names, every male by their polls; و از یهودا، نحشون بن عمیناداب. bible_en_fa From twenty years old and upward, all that are able to go forth to war in Israel: thou and Aaron shall number them by their armies. و از یساکار، نتنائیل بن صوغر. bible_en_fa And with you there shall be a man of every tribe; every one head of the house of his fathers. و از زبولون، الیاب بن حیلون. bible_en_fa And these are the names of the men that shall stand with you: of the tribe of Reuben; Elizur the son of Shedeur. و از بنی یوسف: از افرایم، الیشمع بن عمیهود. و از منسی، جملیئیل بن فدهصور. bible_en_fa Of Simeon; Shelumiel the son of Zurishaddai. از بنیامین، ابیدان بن جدعونی. bible_en_fa Of Judah; Nahshon the son of Amminadab. و از دان، اخیعزر بن عمیشدای. bible_en_fa Of Issachar; Nethaneel the son of Zuar. و از اشیر، فجعیئیل بن عکران. bible_en_fa Of Zebulun; Eliab the son of Helon. و از جاد، الیاساف بن دعوئیل. bible_en_fa Of the children of Joseph: of Ephraim; Elishama the son of Ammihud: of Manasseh; Gamaliel the son of Pedahzur. و از نفتالی، اخیرع بن عینان.» bible_en_fa Of Benjamin; Abidan the son of Gideoni. اینانند دعوت‌شدگان جماعت و سروران اسباط آبای ایشان، و روسای هزاره های اسرائیل. bible_en_fa Of Dan; Ahiezer the son of Ammishaddai. و موسی و هارون این کسان را که به نام، معین شدند، گرفتند. bible_en_fa Of Asher; Pagiel the son of Ocran. و در روز اول ماه دوم، تمامی جماعت را جمع کرده، نسب نامه های ایشان را برحسب قبایل و خاندان آبای ایشان، به شماره اسم‌ها از بیست ساله و بالاتر موافق سرهای ایشان خواندند. bible_en_fa Of Gad; Eliasaph the son of Deuel. چنانکه خداوندموسی را امر فرموده بود، ایشان را در بیابان سینابشمرد. bible_en_fa Of Naphtali; Ahira the son of Enan. و اما انساب بنی روبین نخست زاده اسرائیل، برحسب قبایل و خاندان آبای ایشان، موافق نامها و سرهای ایشان این بود: هر ذکور ازبیست ساله و بالاتر، جمیع کسانی که برای جنگ بیرون می‌رفتند. bible_en_fa These were the renowned of the congregation, princes of the tribes of their fathers, heads of thousands in Israel. شمرده شدگان ایشان از سبطروبین، چهل و شش هزار و پانصد نفر بودند. bible_en_fa And Moses and Aaron took these men which are expressed by their names: و انساب بنی شمعون برحسب قبایل وخاندان آبای ایشان، کسانی که از ایشان شمرده شدند، موافق شماره اسم‌ها و سرهای ایشان این بود: هر ذکور از بیست ساله و بالاتر، هر‌که برای جنگ بیرون می‌رفت. bible_en_fa And they assembled all the congregation together on the first day of the second month, and they declared their pedigrees after their families, by the house of their fathers, according to the number of the names, from twenty years old and upward, by their polls. شمرده شدگان ایشان ازسبط شمعون، پنجاه و نه هزار و سیصد نفر بودند. bible_en_fa As the LORD commanded Moses, so he numbered them in the wilderness of Sinai. و انساب بنی جاد برحسب قبایل و خاندان آبای ایشان، موافق شماره اسم‌ها، از بیست ساله وبالاتر، هر‌که برای جنگ بیرون می‌رفت. bible_en_fa And the children of Reuben, Israel's eldest son, by their generations, after their families, by the house of their fathers, according to the number of the names, by their polls, every male from twenty years old and upward, all that were able to go forth to war; شمرده شدگان ایشان از سبط جاد، چهل و پنج هزار و ششصد و پنجاه نفر بودند. bible_en_fa Those that were numbered of them, even of the tribe of Reuben, were forty and six thousand and five hundred. و انساب بنی یهودا برحسب قبایل وخاندان آبای ایشان، موافق شماره اسم‌ها ازبیست ساله و بالاتر، هر‌که برای جنگ بیرون می‌رفت. bible_en_fa Of the children of Simeon, by their generations, after their families, by the house of their fathers, those that were numbered of them, according to the number of the names, by their polls, every male from twenty years old and upward, all that were able to go forth to war; شمرده شدگان ایشان از سبط یهودا، هفتاد و چهار هزار و شش صد نفر بودند. bible_en_fa Those that were numbered of them, even of the tribe of Simeon, were fifty and nine thousand and three hundred. و انساب بنی یساکار برحسب قبایل وخاندان آبای ایشان، موافق شماره اسم‌ها ازبیست ساله و بالاتر، هر‌که برای جنگ بیرون می‌رفت. bible_en_fa Of the children of Gad, by their generations, after their families, by the house of their fathers, according to the number of the names, from twenty years old and upward, all that were able to go forth to war; شمرده شدگان ایشان از سبط یساکار، پنجاه و چهار هزار و چهارصد نفر بودند. bible_en_fa Those that were numbered of them, even of the tribe of Gad, were forty and five thousand six hundred and fifty. و انساب بنی زبولون برحسب قبایل وخاندان آبای ایشان، موافق شماره اسم‌ها ازبیست ساله و بالاتر، هر‌که برای جنگ بیرون می‌رفت. bible_en_fa Of the children of Judah, by their generations, after their families, by the house of their fathers, according to the number of the names, from twenty years old and upward, all that were able to go forth to war; شمرده شدگان ایشان از سبط زبولون پنجاه و هفت هزار و چهارصد نفر بودند. bible_en_fa Those that were numbered of them, even of the tribe of Judah, were threescore and fourteen thousand and six hundred. و انساب بنی یوسف از بنی افرایم برحسب قبایل و خاندان آبای ایشان، موافق شماره اسم هااز بیست ساله و بالاتر، هر‌که برای جنگ بیرون می‌رفت. bible_en_fa Of the children of Issachar, by their generations, after their families, by the house of their fathers, according to the number of the names, from twenty years old and upward, all that were able to go forth to war; شمرده شدگان ایشان از سبط افرایم، چهل هزار و پانصد نفر بودند. bible_en_fa Those that were numbered of them, even of the tribe of Issachar, were fifty and four thousand and four hundred. و انساب بنی منسی برحسب قبایل وخاندان آبای ایشان، موافق شماره اسم‌ها، ازبیست ساله و بالاتر، هر‌که برای جنگ بیرون می‌رفت. bible_en_fa Of the children of Zebulun, by their generations, after their families, by the house of their fathers, according to the number of the names, from twenty years old and upward, all that were able to go forth to war; شمرده شدگان ایشان از سبط منسی، سی و دو هزار و دویست نفر بودند. bible_en_fa Those that were numbered of them, even of the tribe of Zebulun, were fifty and seven thousand and four hundred. و انساب بنی بنیامین برحسب قبایل وخاندان آبای ایشان، موافق شماره اسم‌ها، ازبیست ساله بالاتر، هر‌که برای جنگ بیرون می‌رفت. bible_en_fa Of the children of Joseph, namely, of the children of Ephraim, by their generations, after their families, by the house of their fathers, according to the number of the names, from twenty years old and upward, all that were able to go forth to war; شمرده شدگان ایشان از سبط بنیامین، سی و پنج هزار و چهارصد نفر بودند. bible_en_fa Those that were numbered of them, even of the tribe of Ephraim, were forty thousand and five hundred. و انساب بنی دان برحسب قبایل و خاندان آبای ایشان، موافق شماره اسم‌ها از بیست ساله وبالاتر، هر‌که برای جنگ می‌رفت. bible_en_fa Of the children of Manasseh, by their generations, after their families, by the house of their fathers, according to the number of the names, from twenty years old and upward, all that were able to go forth to war; شمرده شدگان ایشان از سبط دان، شصت و دو هزار و هفتصد نفر بودند. bible_en_fa Those that were numbered of them, even of the tribe of Manasseh, were thirty and two thousand and two hundred. و انساب بنی اشیر برحسب قبایل و خاندان آبای ایشان، موافق شماره اسم‌ها از بیست ساله وبالاتر، هر‌که برای جنگ بیرون می‌رفت. bible_en_fa Of the children of Benjamin, by their generations, after their families, by the house of their fathers, according to the number of the names, from twenty years old and upward, all that were able to go forth to war; شمرده شدگان ایشان از سبط اشیر، چهل ویک هزار و پانصد نفر بودند. bible_en_fa Those that were numbered of them, even of the tribe of Benjamin, were thirty and five thousand and four hundred. و انساب بنی نفتالی برحسب قبایل وخاندان آبای ایشان، موافق شماره اسم‌ها ازبیست ساله و بالاتر، هر‌که برای جنگ بیرون می‌رفت. bible_en_fa Of the children of Dan, by their generations, after their families, by the house of their fathers, according to the number of the names, from twenty years old and upward, all that were able to go forth to war; شمرده شدگان ایشان از سبط نفتالی، پنجاه و سه هزار و پانصد نفر بودند. bible_en_fa Those that were numbered of them, even of the tribe of Dan, were threescore and two thousand and seven hundred. اینانند شمرده شدگانی که موسی و هارون با دوازده نفر از سروران اسرائیل، که یک نفر برای هر خاندان آبای ایشان بود، شمردند. bible_en_fa Of the children of Asher, by their generations, after their families, by the house of their fathers, according to the number of the names, from twenty years old and upward, all that were able to go forth to war; و تمامی شمرده شدگان بنی‌اسرائیل برحسب خاندان آبای ایشان، از بیست ساله و بالاتر، هر کس از اسرائیل که برای جنگ بیرون می‌رفت. bible_en_fa Those that were numbered of them, even of the tribe of Asher, were forty and one thousand and five hundred. همه شمرده شدگان، ششصد و سه هزار و پانصد وپنجاه نفر بودند. bible_en_fa Of the children of Naphtali, throughout their generations, after their families, by the house of their fathers, according to the number of the names, from twenty years old and upward, all that were able to go forth to war; اما لاویان برحسب سبط آبای ایشان در میان آنها شمرده نشدند. bible_en_fa Those that were numbered of them, even of the tribe of Naphtali, were fifty and three thousand and four hundred. زیرا خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa These are those that were numbered, which Moses and Aaron numbered, and the princes of Israel, being twelve men: each one was for the house of his fathers. «اما سبط لاوی را مشمار و حساب ایشان را درمیان بنی‌اسرائیل مگیر. bible_en_fa So were all those that were numbered of the children of Israel, by the house of their fathers, from twenty years old and upward, all that were able to go forth to war in Israel; لیکن لاویان را برمسکن شهادت و تمامی اسبابش و بر هرچه علاقه به آن دارد بگمار، و ایشان مسکن و تمامی اسبابش را بردارند، و ایشان آن را خدمت نمایندو به اطراف مسکن خیمه زنند. bible_en_fa Even all they that were numbered were six hundred thousand and three thousand and five hundred and fifty. و چون مسکن روانه شود لاویان آن را پایین بیاورند، و چون مسکن افراشته شود لاویان آن را برپا نمایند، وغریبی که نزدیک آن آید، کشته شود. bible_en_fa But the Levites after the tribe of their fathers were not numbered among them. و بنی‌اسرائیل هر کس در محله خود و هر کس نزدعلم خویش برحسب افواج خود، خیمه زنند. bible_en_fa For the LORD had spoken unto Moses, saying, و لاویان به اطراف مسکن شهادت خیمه زنند، مبادا غضب بر جماعت بنی‌اسرائیل بشود، ولاویان شعائر مسکن شهادت را نگاه دارند.»پس بنی‌اسرائیل چنین کردند، و برحسب آنچه خداوند موسی را امر فرموده بود، به عمل آوردند. bible_en_fa Only thou shalt not number the tribe of Levi, neither take the sum of them among the children of Israel: پس بنی‌اسرائیل چنین کردند، و برحسب آنچه خداوند موسی را امر فرموده بود، به عمل آوردند. bible_en_fa But thou shalt appoint the Levites over the tabernacle of testimony, and over all the vessels thereof, and over all things that belong to it: they shall bear the tabernacle, and all the vessels thereof; and they shall minister unto it, and shall encamp round about the tabernacle. و خداوند موسی و هارون را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And when the tabernacle setteth forward, the Levites shall take it down: and when the tabernacle is to be pitched, the Levites shall set it up: and the stranger that cometh nigh shall be put to death. «هر کس از بنی‌اسرائیل نزد علم ونشان خاندان آبای خویش خیمه زند، در برابر واطراف خیمه اجتماع خیمه زنند. bible_en_fa And the children of Israel shall pitch their tents, every man by his own camp, and every man by his own standard, throughout their hosts. و به‌جانب مشرق به سوی طلوع آفتاب اهل علم محله یهودابرحسب افواج خود خیمه زنند، و رئیس بنی یهودا نحشون بن عمیناداب باشد. bible_en_fa But the Levites shall pitch round about the tabernacle of testimony, that there be no wrath upon the congregation of the children of Israel: and the Levites shall keep the charge of the tabernacle of testimony. و فوج اوکه از ایشان شمرده شدند هفتاد و چهار هزار وششصد نفر بودند. bible_en_fa And the children of Israel did according to all that the LORD commanded Moses, so did they. و سبط یساکار در پهلوی اوخیمه زنند، و رئیس بنی یساکار نتنائیل بن صوغرباشد. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses and unto Aaron, saying, و فوج او که از ایشان شمرده شدند پنجاه و چهار هزار و چهارصد نفر بودند. bible_en_fa Every man of the children of Israel shall pitch by his own standard, with the ensign of their father's house: far off about the tabernacle of the congregation shall they pitch. و سبطزبولون و رئیس بنی زبولون الیاب بن حیلون باشد. bible_en_fa And on the east side toward the rising of the sun shall they of the standard of the camp of Judah pitch throughout their armies: and Nahshon the son of Amminadab shall be captain of the children of Judah. و فوج او که از ایشان شمرده شدند، پنجاه وهفت هزار و چهارصد نفر بودند. bible_en_fa And his host, and those that were numbered of them, were threescore and fourteen thousand and six hundred. جمیع شمرده شدگان محله یهودا برحسب افواج ایشان صد و هشتاد و شش هزار و چهارصد نفر بودند. وایشان اول کوچ کنند. bible_en_fa And those that do pitch next unto him shall be the tribe of Issachar: and Nethaneel the son of Zuar shall be captain of the children of Issachar. و بر جانب جنوب، علم محله روبین برحسب افواج ایشان باشد، و رئیس بنی روبین الیصور بن شدیئور باشد. bible_en_fa And his host, and those that were numbered thereof, were fifty and four thousand and four hundred. و فوج او که از ایشان شمرده شدند چهل و شش هزار و پانصد نفر بودند. bible_en_fa Then the tribe of Zebulun: and Eliab the son of Helon shall be captain of the children of Zebulun. و در پهلوی او سبط شمعون خیمه زنندو رئیس بنی شمعون شلومیئیل بن صوریشدای باشد. bible_en_fa And his host, and those that were numbered thereof, were fifty and seven thousand and four hundred. و فوج او که از ایشان شمرده شدند، پنجاه و نه هزار و سیصد نفر بودند. bible_en_fa All that were numbered in the camp of Judah were an hundred thousand and fourscore thousand and six thousand and four hundred, throughout their armies. These shall first set forth. و سبط جادو رئیس بنی جاد الیاساف بن رعوئیل باشد. bible_en_fa On the south side shall be the standard of the camp of Reuben according to their armies: and the captain of the children of Reuben shall be Elizur the son of Shedeur. وفوج او که از ایشان شمرده شدند، چهل و پنج هزار و ششصد و پنجاه نفر بودند. bible_en_fa And his host, and those that were numbered thereof, were forty and six thousand and five hundred. جمیع شمرده شدگان محله روبین برحسب افواج ایشان صد و پنجاه و یک هزار و چهارصد و پنجاه نفربودند و ایشان دوم کوچ کنند. bible_en_fa And those which pitch by him shall be the tribe of Simeon: and the captain of the children of Simeon shall be Shelumiel the son of Zurishaddai. و بعد از آن خیمه اجتماع با محله لاویان درمیان محله‌ها کوچ کند، چنانکه خیمه می‌زنند، همچنان هر کس در جای خود نزد علمهای خویش کوچ کنند. bible_en_fa And his host, and those that were numbered of them, were fifty and nine thousand and three hundred. و به طرف مغرب، علم محله افرایم برحسب افواج ایشان و رئیس بنی افرایم، الیشمع بن عمیهود باشد. bible_en_fa Then the tribe of Gad: and the captain of the sons of Gad shall be Eliasaph the son of Reuel. و فوج او که از ایشان شمرده شدند، چهل هزار و پانصد نفر بودند. bible_en_fa And his host, and those that were numbered of them, were forty and five thousand and six hundred and fifty. و درپهلوی او سبط منسی، و رئیس بنی منسی جملیئیل بن فدهصور باشد. bible_en_fa All that were numbered in the camp of Reuben were an hundred thousand and fifty and one thousand and four hundred and fifty, throughout their armies. And they shall set forth in the second rank. و فوج او که ازایشان شمرده شدند، سی و دو هزار و دویست نفربودند. bible_en_fa Then the tabernacle of the congregation shall set forward with the camp of the Levites in the midst of the camp: as they encamp, so shall they set forward, every man in his place by their standards. و سبط بنیامین و رئیس بنی بنیامین، ابیدان بن جدعونی باشد. bible_en_fa On the west side shall be the standard of the camp of Ephraim according to their armies: and the captain of the sons of Ephraim shall be Elishama the son of Ammihud. و فوج او که از ایشان شمرده شدند، سی و پنج هزار و چهارصد نفربودند. bible_en_fa And his host, and those that were numbered of them, were forty thousand and five hundred. جمیع شمرده شدگان محله افرایم برحسب افواج ایشان، صد و هشت هزار و یکصدنفر بودند، و ایشان سوم کوچ کنند. bible_en_fa And by him shall be the tribe of Manasseh: and the captain of the children of Manasseh shall be Gamaliel the son of Pedahzur. و به طرف شمال، علم محله دان، برحسب افواج ایشان، و رئیس بنی دان اخیعزر بن عمیشدای باشد. bible_en_fa And his host, and those that were numbered of them, were thirty and two thousand and two hundred. و فوج او که از ایشان شمرده شدند، شصت و دو هزاروهفت صد نفر بودند. bible_en_fa Then the tribe of Benjamin: and the captain of the sons of Benjamin shall be Abidan the son of Gideoni. ودر پهلوی ایشان سبط اشیر خیمه زنند، و رئیس بنی اشیر فجعیئیل بن عکران باشد. bible_en_fa And his host, and those that were numbered of them, were thirty and five thousand and four hundred. و فوج او که از ایشان شمرده شدند، چهل و یک هزار و پانصدنفر بودند. bible_en_fa All that were numbered of the camp of Ephraim were an hundred thousand and eight thousand and an hundred, throughout their armies. And they shall go forward in the third rank. و سبط نفتالی و رئیس بنی نفتالی اخیرع بن عینان باشد. bible_en_fa The standard of the camp of Dan shall be on the north side by their armies: and the captain of the children of Dan shall be Ahiezer the son of Ammishaddai. و فوج او که از ایشان شمرده شدند، پنجاه و سه هزار و چهارصد نفربودند. bible_en_fa And his host, and those that were numbered of them, were threescore and two thousand and seven hundred. جمیع شمرده شدگان محله دان، صد وپنجاه و هفت هزار و ششصد نفر بودند. ایشان نزدعلمهای خود در عقب کوچ کنند. bible_en_fa And those that encamp by him shall be the tribe of Asher: and the captain of the children of Asher shall be Pagiel the son of Ocran. اینانند شمرده شدگان بنی‌اسرائیل برحسب خاندان آبای ایشان، جمیع شمرده شدگان محله‌ها موافق افواج ایشان شش صد و سه هزار وپانصد و پنجاه نفر بودند. bible_en_fa And his host, and those that were numbered of them, were forty and one thousand and five hundred. اما لاویان چنانکه خداوند به موسی‌امر فرموده بود، در میان بنی‌اسرائیل شمرده نشدند.و بنی‌اسرائیل موافق هرچه خداوند به موسی‌امر فرموده بود، عمل نمودند، به اینطورنزد علمهای خود خیمه می‌زدند و به اینطور هرکس برحسب قبایل خود با خاندان آبای خودکوچ می‌کردند. bible_en_fa Then the tribe of Naphtali: and the captain of the children of Naphtali shall be Ahira the son of Enan. و بنی‌اسرائیل موافق هرچه خداوند به موسی‌امر فرموده بود، عمل نمودند، به اینطورنزد علمهای خود خیمه می‌زدند و به اینطور هرکس برحسب قبایل خود با خاندان آبای خودکوچ می‌کردند. bible_en_fa And his host, and those that were numbered of them, were fifty and three thousand and four hundred. این است انساب هارون و موسی در روزی که خداوند در کوه سینا با موسی متکلم شد. bible_en_fa All they that were numbered in the camp of Dan were an hundred thousand and fifty and seven thousand and six hundred. They shall go hindmost with their standards. و نامهای پسران هارون این است: نخست زاده‌اش ناداب و ابیهو و العازار و ایتامار. bible_en_fa These are those which were numbered of the children of Israel by the house of their fathers: all those that were numbered of the camps throughout their hosts were six hundred thousand and three thousand and five hundred and fifty. این است نامهای پسران هارون کهنه که مسح شده بودند که ایشان را برای کهانت تخصیص نمود. bible_en_fa But the Levites were not numbered among the children of Israel; as the LORD commanded Moses. اما ناداب و ابیهو در حضور خداوندمردند، هنگامی که ایشان در بیابان سینا آتش غریب به حضور خداوند گذرانیدند، و ایشان را پسری نبود و العازار و ایتامار به حضور پدر خودهارون، کهانت می‌نمودند. bible_en_fa And the children of Israel did according to all that the LORD commanded Moses: so they pitched by their standards, and so they set forward, every one after their families, according to the house of their fathers. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa These also are the generations of Aaron and Moses in the day that the LORD spake with Moses in mount Sinai. «سبط لاوی را نزدیک آورده، ایشان را پیش هارون کاهن حاضر کن تا او را خدمت نمایند. bible_en_fa And these are the names of the sons of Aaron; Nadab the firstborn, and Abihu, Eleazar, and Ithamar. وایشان شعائر او و شعائر تمامی جماعت را پیش خیمه اجتماع نگاه داشته، خدمت مسکن را بجاآورند. bible_en_fa These are the names of the sons of Aaron, the priests which were anointed, whom he consecrated to minister in the priest's office. و جمیع اسباب خیمه اجتماع و شعائربنی‌اسرائیل را نگاه داشته، خدمت مسکن را بجاآورند. bible_en_fa And Nadab and Abihu died before the LORD, when they offered strange fire before the LORD, in the wilderness of Sinai, and they had no children: and Eleazar and Ithamar ministered in the priest's office in the sight of Aaron their father. و لاویان را به هارون و پسرانش بده، زیراکه ایشان از جانب بنی‌اسرائیل بالکل به وی داده شده‌اند. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و هارون و پسرانش را تعیین نما تاکهانت خود را بجا بیاورند، و غریبی که نزدیک آید، کشته شود.» bible_en_fa Bring the tribe of Levi near, and present them before Aaron the priest, that they may minister unto him. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And they shall keep his charge, and the charge of the whole congregation before the tabernacle of the congregation, to do the service of the tabernacle. «که اینک من لاویان را از میان بنی‌اسرائیل، به عوض هر نخست زاده‌ای از بنی‌اسرائیل که رحم را بگشاید گرفته‌ام، پس لاویان از آن من می‌باشند. bible_en_fa And they shall keep all the instruments of the tabernacle of the congregation, and the charge of the children of Israel, to do the service of the tabernacle. زیرا جمیع نخست زادگان از آن منند، و درروزی که همه نخست زادگان زمین مصر را کشتم، جمیع نخست زادگان اسرائیل را خواه از انسان وخواه از بهایم برای خود تقدیس نمودم، پس ازآن من می‌باشند. من یهوه هستم.» bible_en_fa And thou shalt give the Levites unto Aaron and to his sons: they are wholly given unto him out of the children of Israel. و خداوند موسی را در بیابان سینا خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And thou shalt appoint Aaron and his sons, and they shall wait on their priest's office: and the stranger that cometh nigh shall be put to death. «بنی لاوی را برحسب خاندان آباو قبایل ایشان بشمار، هر ذکور ایشان را از یک ماهه و زیاده بشمار.» bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, پس موسی برحسب قول خداوند چنانکه مامور شد، ایشان را شمرد. bible_en_fa And I, behold, I have taken the Levites from among the children of Israel instead of all the firstborn that openeth the matrix among the children of Israel: therefore the Levites shall be mine; وپسران لاوی موافق نامهای ایشان اینانند: جرشون و قهات و مراری. bible_en_fa Because all the firstborn are mine; for on the day that I smote all the firstborn in the land of Egypt I hallowed unto me all the firstborn in Israel, both man and beast: mine shall they be: I am the LORD. و نامهای بنی جرشون برحسب قبایل ایشان این است: لبنی و شمعی. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses in the wilderness of Sinai, saying, و پسران قهات برحسب قبایل ایشان: عمرام ویصهار و حبرون و عزیئیل. bible_en_fa Number the children of Levi after the house of their fathers, by their families: every male from a month old and upward shalt thou number them. و پسران مراری برحسب قبایل ایشان: محلی و موشی بودند. اینانند قبایل لاویان برحسب خاندان آبای ایشان. bible_en_fa And Moses numbered them according to the word of the LORD, as he was commanded. و از جرشون، قبیله لبنی و قبیله شمعی. اینانند قبایل جرشونیان. bible_en_fa And these were the sons of Levi by their names; Gershon, and Kohath, and Merari. و شمرده شدگان ایشان به شماره همه ذکوران از یک ماهه و بالاتر، شمرده شدگان ایشان هفت هزار و پانصد نفربودند. bible_en_fa And these are the names of the sons of Gershon by their families; Libni, and Shimei. و قبایل جرشونیان در عقب مسکن، به طرف مغرب خیمه زنند. bible_en_fa And the sons of Kohath by their families; Amram, and Izehar, Hebron, and Uzziel. و سرور خاندان آبای جرشونیان، الیاساف بن لایل باشد. bible_en_fa And the sons of Merari by their families; Mahli, and Mushi. These are the families of the Levites according to the house of their fathers. و ودیعت بنی جرشون در خیمه اجتماع، مسکن و خیمه وپوشش آن و پرده دروازه خیمه اجتماع باشد. bible_en_fa Of Gershon was the family of the Libnites, and the family of the Shimites: these are the families of the Gershonites. و تجیرهای صحن و پرده دروازه صحن که پیش روی مسکن و به اطراف مذبح است وطنابهایش با هر خدمت آنها. bible_en_fa Those that were numbered of them, according to the number of all the males, from a month old and upward, even those that were numbered of them were seven thousand and five hundred. و از قهات، قبیله عمرامیان و قبیله یصهاریان و قبیله حبرونیان و قبیله عزیئیلیان، اینانند قبایل قهاتیان. bible_en_fa The families of the Gershonites shall pitch behind the tabernacle westward. به شماره همه ذکوران ازیک ماهه و بالاتر، هشت هزار و شش صد نفربودند که ودیعت قدس را نگاه می‌داشتند. bible_en_fa And the chief of the house of the father of the Gershonites shall be Eliasaph the son of Lael. وقبایل بنی قهات به طرف جنوب مسکن، خیمه بزنند. bible_en_fa And the charge of the sons of Gershon in the tabernacle of the congregation shall be the tabernacle, and the tent, the covering thereof, and the hanging for the door of the tabernacle of the congregation, و سرور خاندان آبای قبایل قهاتیان، الیاصافان بن عزیئیل باشد. bible_en_fa And the hangings of the court, and the curtain for the door of the court, which is by the tabernacle, and by the altar round about, and the cords of it for all the service thereof. و ودیعت ایشان تابوت و میز و شمعدان و مذبح‌ها و اسباب قدس که با آنها خدمت می‌کنند، و حجاب و هر خدمت آن باشد. bible_en_fa And of Kohath was the family of the Amramites, and the family of the Izeharites, and the family of the Hebronites, and the family of the Uzzielites: these are the families of the Kohathites. و سرور سروران لاویان، العازار بن هارون کاهن باشد، و نظارت نگهبانان خدمت قدس، او را خواهد بود. bible_en_fa In the number of all the males, from a month old and upward, were eight thousand and six hundred, keeping the charge of the sanctuary. و از مراری، قبیله محلیان و قبیله موشیان؛ اینانند قبایل مراری. bible_en_fa The families of the sons of Kohath shall pitch on the side of the tabernacle southward. و شمرده شدگان ایشان وشماره همه ذکوران از یک ماهه و بالاتر، شش هزار و دویست نفر بودند. bible_en_fa And the chief of the house of the father of the families of the Kohathites shall be Elizaphan the son of Uzziel. و سرور خاندان آبای قبایل مراری، صوریئیل بن ابیحایل باشد وایشان به طرف شمالی مسکن، خیمه بزنند. bible_en_fa And their charge shall be the ark, and the table, and the candlestick, and the altars, and the vessels of the sanctuary wherewith they minister, and the hanging, and all the service thereof. وودیعت معین بنی مراری، تختهای مسکن وپشت بندهایش و ستونهایش و پایه هایش وتمامی اسبابش با تمامی خدمتش باشد. bible_en_fa And Eleazar the son of Aaron the priest shall be chief over the chief of the Levites, and have the oversight of them that keep the charge of the sanctuary. وستونهای اطراف صحن و پایه های آنها و میخها وطنابهای آنها. bible_en_fa Of Merari was the family of the Mahlites, and the family of the Mushites: these are the families of Merari. و پیش مسکن به طرف مشرق و پیش روی خیمه اجتماع به طرف طلوع شمس، موسی وهارون و پسرانش خیمه بزنند و نگاهبانی قدس راو نگاهبانی بنی‌اسرائیل را بدارند. و هر غریبی که نزدیک آید، کشته شود. bible_en_fa And those that were numbered of them, according to the number of all the males, from a month old and upward, were six thousand and two hundred. و جمع شمرده شدگان لاویان که موسی و هارون ایشان را برحسب قبایل ایشان و فرمان خداوند شمردند، همه ذکوران ازیک ماهه و بالاتر، بیست و دو هزار نفر بودند. bible_en_fa And the chief of the house of the father of the families of Merari was Zuriel the son of Abihail: these shall pitch on the side of the tabernacle northward. و خداوند به موسی گفت: «جمیع نخست زادگان نرینه بنی‌اسرائیل را از یک ماهه وبالاتر بشمار، و حساب نامهای ایشان را بگیر. bible_en_fa And under the custody and charge of the sons of Merari shall be the boards of the tabernacle, and the bars thereof, and the pillars thereof, and the sockets thereof, and all the vessels thereof, and all that serveth thereto, ولاویان را به عوض همه نخست زادگان بنی‌اسرائیل برای من که یهوه هستم بگیر، و بهایم لاویان را به عوض همه نخست زادگان بهایم بنی‌اسرائیل.» bible_en_fa And the pillars of the court round about, and their sockets, and their pins, and their cords. پس موسی چنانکه خداوند او را امرفرموده بود، همه نخست زادگان بنی‌اسرائیل راشمرد. bible_en_fa But those that encamp before the tabernacle toward the east, even before the tabernacle of the congregation eastward, shall be Moses, and Aaron and his sons, keeping the charge of the sanctuary for the charge of the children of Israel; and the stranger that cometh nigh shall be put to death. و جمیع نخست زادگان نرینه، برحسب شماره اسم های شمرده شدگان ایشان از یک ماهه و بالاتر، بیست و دو هزار و دویست و هفتاد و سه نفر بودند. bible_en_fa All that were numbered of the Levites, which Moses and Aaron numbered at the commandment of the LORD, throughout their families, all the males from a month old and upward, were twenty and two thousand. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Number all the firstborn of the males of the children of Israel from a month old and upward, and take the number of their names. «لاویان را به عوض جمیع نخست زادگان بنی‌اسرائیل، و بهایم لاویان را به عوض بهایم ایشان بگیر، و لاویان از آن من خواهند بود. من یهوه هستم. bible_en_fa And thou shalt take the Levites for me (I am the LORD) instead of all the firstborn among the children of Israel; and the cattle of the Levites instead of all the firstlings among the cattle of the children of Israel. و اما درباره فدیه دویست و هفتادو سه نفر از نخست زادگان بنی‌اسرائیل که برلاویان زیاده‌اند، bible_en_fa And Moses numbered, as the LORD commanded him, all the firstborn among the children of Israel. پنج مثقال برای هر سری بگیر، آن را موافق مثقال قدس که بیست جیره یک مثقال باشد، بگیر. bible_en_fa And all the firstborn males by the number of names, from a month old and upward, of those that were numbered of them, were twenty and two thousand two hundred and threescore and thirteen. و نقد فدیه آنانی که از ایشان زیاده‌اند به هارون و پسرانش بده.» bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, پس موسی نقد فدیه را از آنانی که زیاده بودند، بر کسانی که لاویان فدیه آنها شده بودند، گرفت. bible_en_fa Take the Levites instead of all the firstborn among the children of Israel, and the cattle of the Levites instead of their cattle; and the Levites shall be mine: I am the LORD. و از نخست زادگان بنی‌اسرائیل نقد راکه هزار و سیصد و شصت و پنج مثقال موافق مثقال قدس باشد، گرفت.و موسی نقد فدیه رابرحسب قول خداوند چنانکه خداوند موسی راامر فرموده بود، به هارون و پسرانش داد. bible_en_fa And for those that are to be redeemed of the two hundred and threescore and thirteen of the firstborn of the children of Israel, which are more than the Levites; و موسی نقد فدیه رابرحسب قول خداوند چنانکه خداوند موسی راامر فرموده بود، به هارون و پسرانش داد. bible_en_fa Thou shalt even take five shekels apiece by the poll, after the shekel of the sanctuary shalt thou take them: (the shekel is twenty gerahs:) و خداوند موسی و هارون را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And thou shalt give the money, wherewith the odd number of them is to be redeemed, unto Aaron and to his sons. «حساب بنی قهات را از میان بنی لاوی برحسب قبایل و خاندان آبای ایشان بگیر. bible_en_fa And Moses took the redemption money of them that were over and above them that were redeemed by the Levites: از سی ساله و بالاتر تا پنجاه ساله، هر‌که داخل خدمت شود تا در خیمه اجتماع کار کند. bible_en_fa Of the firstborn of the children of Israel took he the money; a thousand three hundred and threescore and five shekels, after the shekel of the sanctuary: «و خدمت بنی قهات در خیمه اجتماع، کارقدس‌الاقداس باشد. bible_en_fa And Moses gave the money of them that were redeemed unto Aaron and to his sons, according to the word of the LORD, as the LORD commanded Moses. و هنگامی که اردو کوچ می‌کند هارون وپسرانش داخل شده، پوشش حجاب را پایین بیاورند، و تابوت شهادت را به آن بپوشانند. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses and unto Aaron, saying, و برآن پوشش پوست خز آبی بگذارند و جامه‌ای که تمام آن لاجوردی باشد بالای آن پهن نموده، چوب دستهایش را بگذرانند. bible_en_fa Take the sum of the sons of Kohath from among the sons of Levi, after their families, by the house of their fathers, «و بر میز نان تقدمه، جامه لاجوردی بگسترانند و بر آن، بشقابها و قاشقها و کاسه‌ها وپیاله های ریختنی را بگذرانند و نان دائمی بر آن باشد. bible_en_fa From thirty years old and upward even until fifty years old, all that enter into the host, to do the work in the tabernacle of the congregation. و جامه قرمز بر آنها گسترانیده، آن را به پوشش پوست خز بپوشانند و چوبدستهایش رابگذرانند. bible_en_fa This shall be the service of the sons of Kohath in the tabernacle of the congregation, about the most holy things: «و جامه لاجوردی گرفته، شمعدان روشنایی و چراغهایش و گلگیرهایش وسینی هایش و تمامی ظروف روغنش را که به آنهاخدمتش می‌کنند بپوشانند، bible_en_fa And when the camp setteth forward, Aaron shall come, and his sons, and they shall take down the covering vail, and cover the ark of testimony with it: و آن را و همه اسبابش را در پوشش پوست خز گذارده، برچوب دستی بگذارند. bible_en_fa And shall put thereon the covering of badgers' skins, and shall spread over it a cloth wholly of blue, and shall put in the staves thereof. «و بر مذبح زرین، جامه لاجوردی گسترانیده، آن را به پوشش پوست خز بپوشانند، و چوب دستهایش را بگذرانند. bible_en_fa And upon the table of shewbread they shall spread a cloth of blue, and put thereon the dishes, and the spoons, and the bowls, and covers to cover withal: and the continual bread shall be thereon: «و تمامی اسباب خدمت را که به آنها درقدس خدمت می‌کنند گرفته، آنها را در جامه لاجوردی بگذرانند، و آنها را به پوشش پوست خز پوشانیده، بر چوب دست بنهند. bible_en_fa And they shall spread upon them a cloth of scarlet, and cover the same with a covering of badgers' skins, and shall put in the staves thereof. «و مذبح را از خاکستر خالی کرده، جامه ارغوانی بر آن بگسترانند. bible_en_fa And they shall take a cloth of blue, and cover the candlestick of the light, and his lamps, and his tongs, and his snuffdishes, and all the oil vessels thereof, wherewith they minister unto it: و جمیع اسبابش راکه به آنها خدمت آن را می‌کنند یعنی مجمرها وچنگالها و خاک اندازها و کاسه‌ها، همه اسباب مذبح را بر روی آن بنهند، و بر آن پوشش، پوست خز گسترانیده، چوب دستهایش را بگذرانند. bible_en_fa And they shall put it and all the vessels thereof within a covering of badgers' skins, and shall put it upon a bar. «و چون هارون و پسرانش در هنگام کوچ کردن اردو، از پوشانیدن قدس و تمامی اسباب قدس فارغ شوند، بعد از آن پسران قهات برای برداشتن آن بیایند، اما قدس را لمس ننمایند مبادابمیرند، این چیزها از خیمه اجتماع حمل بنی قهات می‌باشد. bible_en_fa And upon the golden altar they shall spread a cloth of blue, and cover it with a covering of badgers' skins, and shall put to the staves thereof: «و ودیعت العازار بن هارون کاهن، روغن بجهت روشنایی و بخور خوشبو و هدیه آردی دائمی و روغن مسح و نظارت تمامی مسکن می‌باشد، با هرآنچه در آن است، خواه از قدس وخواه از اسبابش.» bible_en_fa And they shall take all the instruments of ministry, wherewith they minister in the sanctuary, and put them in a cloth of blue, and cover them with a covering of badgers' skins, and shall put them on a bar: و خداوند موسی و هارون را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And they shall take away the ashes from the altar, and spread a purple cloth thereon: «سبط قبایل قهاتیان را از میان لاویان منقطع مسازید. bible_en_fa And they shall put upon it all the vessels thereof, wherewith they minister about it, even the censers, the fleshhooks, and the shovels, and the basons, all the vessels of the altar; and they shall spread upon it a covering of badgers' skins, and put to the staves of it. بلکه با ایشان چنین رفتارنمایید تا چون به قدس‌الاقداس نزدیک آیند، زنده بمانند و نمیرند. هارون و پسرانش داخل آن بشوند، و هریک از ایشان را به خدمت و حمل خود بگمارند. bible_en_fa And when Aaron and his sons have made an end of covering the sanctuary, and all the vessels of the sanctuary, as the camp is to set forward; after that, the sons of Kohath shall come to bear it: but they shall not touch any holy thing, lest they die. These things are the burden of the sons of Kohath in the tabernacle of the congregation. و اما ایشان بجهت دیدن قدس لحظه‌ای هم داخل نشوند، مبادا بمیرند.» bible_en_fa And to the office of Eleazar the son of Aaron the priest pertaineth the oil for the light, and the sweet incense, and the daily meat offering, and the anointing oil, and the oversight of all the tabernacle, and of all that therein is, in the sanctuary, and in the vessels thereof. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And the LORD spake unto Moses and unto Aaron, saying, «حساب بنی جرشون را نیز برحسب خاندان آباو قبایل ایشان بگیر. bible_en_fa Cut ye not off the tribe of the families of the Kohathites from among the Levites: از سی ساله و بالاتر تاپنجاه ساله ایشان را بشمار، هر‌که داخل شود تادر خیمه اجتماع به شغل بپردازد و خدمت بنماید. bible_en_fa But thus do unto them, that they may live, and not die, when they approach unto the most holy things: Aaron and his sons shall go in, and appoint them every one to his service and to his burden: «این است خدمت قبایل بنی جرشون درخدمت گذاری و حمل، bible_en_fa But they shall not go in to see when the holy things are covered, lest they die. که تجیرهای مسکن وخیمه اجتماع را با پوشش آن و پوشش پوست خز که بر بالای آن است، و پرده دروازه خیمه اجتماع را بردارند. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و تجیرهای صحن و پرده مدخل دروازه صحن، که پیش مسکن و به اطراف مذبح است، و طنابهای آنها و همه اسباب خدمت آنها و هرچه به آنها باید کرده شود، ایشان بکنند. bible_en_fa Take also the sum of the sons of Gershon, throughout the houses of their fathers, by their families; و تمامی خدمت بنی جرشون در هر حمل وخدمت ایشان، به فرمان هارون و پسران او بشود، و جمیع حملهای ایشان را بر ایشان ودیعت گذارید. bible_en_fa From thirty years old and upward until fifty years old shalt thou number them; all that enter in to perform the service, to do the work in the tabernacle of the congregation. این است خدمت قبایل بنی جرشون در خیمه اجتماع. و نظارت ایشان به‌دست ایتامار بن هارون کاهن باشد. bible_en_fa This is the service of the families of the Gershonites, to serve, and for burdens: «و بنی مراری را برحسب قبایل و خاندان آبای ایشان بشمار. bible_en_fa And they shall bear the curtains of the tabernacle, and the tabernacle of the congregation, his covering, and the covering of the badgers' skins that is above upon it, and the hanging for the door of the tabernacle of the congregation, از سی ساله و بالاتر تاپنجاه ساله هرکه به خدمت داخل شود، تا کارخیمه اجتماع را بنماید. ایشان را بشمار. bible_en_fa And the hangings of the court, and the hanging for the door of the gate of the court, which is by the tabernacle and by the altar round about, and their cords, and all the instruments of their service, and all that is made for them: so shall they serve. این است ودیعت حمل ایشان، در تمامی خدمت ایشان در خیمه اجتماع، تختهای مسکن وپشت بندهایش و ستونهایش و پایه هایش bible_en_fa At the appointment of Aaron and his sons shall be all the service of the sons of the Gershonites, in all their burdens, and in all their service: and ye shall appoint unto them in charge all their burdens. وستونهای اطراف صحن و پایه های آنها و میخهای آنها و طنابهای آنها با همه اسباب آنها، و تمامی خدمت آنها، پس اسباب ودیعت حمل ایشان رابه نامها حساب کنید. bible_en_fa This is the service of the families of the sons of Gershon in the tabernacle of the congregation: and their charge shall be under the hand of Ithamar the son of Aaron the priest. این است خدمت قبایل بنی مراری در تمامی خدمت ایشان در خیمه اجتماع، زیردست ایتامار بن هارون کاهن.» bible_en_fa As for the sons of Merari, thou shalt number them after their families, by the house of their fathers; و موسی و هارون و سروران جماعت، بنی قهات را برحسب قبایل و خاندان آبای ایشان شمردند. bible_en_fa From thirty years old and upward even unto fifty years old shalt thou number them, every one that entereth into the service, to do the work of the tabernacle of the congregation. از سی ساله و بالاتر تا پنجاه ساله هرکه به خدمت داخل می‌شد تا در خیمه اجتماع مشغول شود. bible_en_fa And this is the charge of their burden, according to all their service in the tabernacle of the congregation; the boards of the tabernacle, and the bars thereof, and the pillars thereof, and sockets thereof, و شمرده شدگان ایشان برحسب قبایل ایشان، دو هزار و هفتصد و پنجاه نفر بودند. bible_en_fa And the pillars of the court round about, and their sockets, and their pins, and their cords, with all their instruments, and with all their service: and by name ye shall reckon the instruments of the charge of their burden. اینانند شمرده شدگان قبایل قهاتیان، هرکه درخیمه اجتماع کار می‌کرد که موسی و هارون ایشان را برحسب آنچه خداوند به واسطه موسی فرموده بود، شمردند. bible_en_fa This is the service of the families of the sons of Merari, according to all their service, in the tabernacle of the congregation, under the hand of Ithamar the son of Aaron the priest. و شمرده شدگان بنی جرشون برحسب قبایل و خاندان آبای ایشان، bible_en_fa And Moses and Aaron and the chief of the congregation numbered the sons of the Kohathites after their families, and after the house of their fathers, از سی ساله وبالاتر تا پنجاه ساله، هرکه به خدمت داخل می‌شدتا در خیمه اجتماع کار کند. bible_en_fa From thirty years old and upward even unto fifty years old, every one that entereth into the service, for the work in the tabernacle of the congregation: و شمرده شدگان ایشان برحسب قبایل و خاندان آبای ایشان، دوهزار و ششصد و سی نفر بودند. bible_en_fa And those that were numbered of them by their families were two thousand seven hundred and fifty. اینانند شمرده شدگان قبایل بنی جرشون، هرکه در خیمه اجتماع کار می‌کرد که موسی و هارون ایشان رابرحسب فرمان خداوند شمردند. bible_en_fa These were they that were numbered of the families of the Kohathites, all that might do service in the tabernacle of the congregation, which Moses and Aaron did number according to the commandment of the LORD by the hand of Moses. و شمرده شدگان قبایل بنی مراری برحسب قبایل و خاندان آبای ایشان، bible_en_fa And those that were numbered of the sons of Gershon, throughout their families, and by the house of their fathers, از سی ساله وبالاتر تا پنجاه ساله، هرکه به خدمت داخل می‌شدتا در خیمه اجتماع کار کند. bible_en_fa From thirty years old and upward even unto fifty years old, every one that entereth into the service, for the work in the tabernacle of the congregation, و شمرده شدگان ایشان برحسب قبایل ایشان سه هزار و دویست نفر بودند. bible_en_fa Even those that were numbered of them, throughout their families, by the house of their fathers, were two thousand and six hundred and thirty. اینانند شمرده شدگان قبایل بنی مراری که موسی و هارون ایشان را برحسب آنچه خداوند به واسطه موسی فرموده بود، شمردند. bible_en_fa These are they that were numbered of the families of the sons of Gershon, of all that might do service in the tabernacle of the congregation, whom Moses and Aaron did number according to the commandment of the LORD. جمیع شمرده شدگان لاویان که موسی وهارون و سروران اسرائیل ایشان را برحسب قبایل و خاندان آبای ایشان شمردند، bible_en_fa And those that were numbered of the families of the sons of Merari, throughout their families, by the house of their fathers, از سی ساله و بالاتر تا پنجاه ساله هرکه داخل می‌شد تاکار خدمت و کار حملها را در خیمه اجتماع بکند. bible_en_fa From thirty years old and upward even unto fifty years old, every one that entereth into the service, for the work in the tabernacle of the congregation, شمرده شدگان ایشان هشت هزار وپانصد و هشتاد نفر بودند،برحسب فرمان خداوند به توسط موسی، هرکس موافق خدمتش و حملش شمرده شد.و چنانکه خداوند موسی را امر فرموده بود، اوایشان را شمرد. bible_en_fa Even those that were numbered of them after their families, were three thousand and two hundred. برحسب فرمان خداوند به توسط موسی، هرکس موافق خدمتش و حملش شمرده شد.و چنانکه خداوند موسی را امر فرموده بود، اوایشان را شمرد. bible_en_fa These be those that were numbered of the families of the sons of Merari, whom Moses and Aaron numbered according to the word of the LORD by the hand of Moses. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa All those that were numbered of the Levites, whom Moses and Aaron and the chief of Israel numbered, after their families, and after the house of their fathers, «بنی‌اسرائیل را امر فرما که مبروص را وهرکه جریان دارد و هرکه از میته نجس شود، ازاردو اخراج کنند. bible_en_fa From thirty years old and upward even unto fifty years old, every one that came to do the service of the ministry, and the service of the burden in the tabernacle of the congregation, خواه مرد و خواه زن، ایشان رااخراج نمایید؛ بیرون از اردو ایشان را اخراج نمایید، تا اردوی خود را جایی که من در میان ایشان ساکن هستم، نجس نسازند.» bible_en_fa Even those that were numbered of them, were eight thousand and five hundred and fourscore. وبنی‌اسرائیل چنین کردند، و آن کسان را بیرون ازاردو اخراج کردند. چنانکه خداوند به موسی گفته بود، بنی‌اسرائیل به آن طور عمل نمودند. bible_en_fa According to the commandment of the LORD they were numbered by the hand of Moses, every one according to his service, and according to his burden: thus were they numbered of him, as the LORD commanded Moses. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, «بنی‌اسرائیل را بگو: هرگاه مردی یا زنی به هرکدام از جمیع گناهان انسان مرتکب شده، به خداوند خیانت ورزد، و آن شخص مجرم شود، bible_en_fa Command the children of Israel, that they put out of the camp every leper, and every one that hath an issue, and whosoever is defiled by the dead: آنگاه گناهی را که کرده است اعتراف بنماید، واصل جرم خود را رد نماید، و خمس آن را برآن مزید کرده، به کسی‌که بر او جرم نموده است، بدهد. bible_en_fa Both male and female shall ye put out, without the camp shall ye put them; that they defile not their camps, in the midst whereof I dwell. و اگر آن کس را ولی‌ای نباشد که دیه جرم به او داده شود، آنگاه دیه جرمی که برای خداوندداده می‌شود، از آن کاهن خواهد بود، علاوه برقوچ کفاره که به آن درباره وی کفاره می‌شود. bible_en_fa And the children of Israel did so, and put them out without the camp: as the LORD spake unto Moses, so did the children of Israel. وهر هدیه افراشتنی از همه موقوفات بنی‌اسرائیل که نزد کاهن می‌آورند، از آن او باشد. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, وموقوفات هر کس از آن او خواهد بود، و هرچه که کسی به کاهن بدهد، از آن او باشد.» bible_en_fa Speak unto the children of Israel, When a man or woman shall commit any sin that men commit, to do a trespass against the LORD, and that person be guilty; و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa Then they shall confess their sin which they have done: and he shall recompense his trespass with the principal thereof, and add unto it the fifth part thereof, and give it unto him against whom he hath trespassed. «بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، به ایشان بگو: هرگاه زن کسی از او برگشته، به وی خیانت ورزد، bible_en_fa But if the man have no kinsman to recompense the trespass unto, let the trespass be recompensed unto the LORD, even to the priest; beside the ram of the atonement, whereby an atonement shall be made for him. و مردی دیگر با او همبستر شود، و این ازچشمان شوهرش پوشیده و مستور باشد، آن زن نجس می‌باشد، و اگر بر او شاهدی نباشد و در عین فعل گرفتار نشود، bible_en_fa And every offering of all the holy things of the children of Israel, which they bring unto the priest, shall be his. و روح غیرت بر او بیایدو به زن خود غیور شود، و آن زن نجس شده باشد، یا روح غیرت بر او بیاید و به زن خود غیورشود، و آن زن نجس نشده باشد، bible_en_fa And every man's hallowed things shall be his: whatsoever any man giveth the priest, it shall be his. پس آن مردزن خود را نزد کاهن بیاورد، و بجهت او برای هدیه، یک عشر ایفه آرد جوین بیاورد، و روغن برآن نریزد، و کندر بر آن ننهد، زیرا که هدیه غیرت است و هدیه یادگار، که گناه را بیاد می‌آورد. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, «و کاهن او را نزدیک آورده، به حضورخداوند برپا دارد. bible_en_fa Speak unto the children of Israel, and say unto them, If any man's wife go aside, and commit a trespass against him, و کاهن آب مقدس در ظرف سفالین بگیرد، و کاهن قدری از غباری که بر زمین مسکن باشد گرفته، بر آب بپاشد. bible_en_fa And a man lie with her carnally, and it be hid from the eyes of her husband, and be kept close, and she be defiled, and there be no witness against her, neither she be taken with the manner; و کاهن زن رابه حضور خداوند برپا داشته، موی سر او را بازکند و هدیه یادگار را که هدیه غیرت باشد بردست آن زن بگذارد، و آب تلخ لعنت بر دست کاهن باشد. bible_en_fa And the spirit of jealousy come upon him, and he be jealous of his wife, and she be defiled: or if the spirit of jealousy come upon him, and he be jealous of his wife, and she be not defiled: و کاهن به زن قسم داده، به وی بگوید: اگر کسی با تو همبستر نشده، و اگر بسوی نجاست به کسی غیر از شوهر خود برنگشته‌ای، پس از این آب تلخ لعنت مبرا شوی. bible_en_fa Then shall the man bring his wife unto the priest, and he shall bring her offering for her, the tenth part of an ephah of barley meal; he shall pour no oil upon it, nor put frankincense thereon; for it is an offering of jealousy, an offering of memorial, bringing iniquity to remembrance. و لیکن اگر به غیر از شوهر خود برگشته، نجس شده‌ای، وکسی غیر از شوهرت با تو همبستر شده است، bible_en_fa And the priest shall bring her near, and set her before the LORD: آنگاه کاهن زن را قسم لعنت بدهد و کاهن به زن بگوید: خداوند تو را در میان قومت موردلعنت و قسم بسازد به اینکه خداوند ران تو راساقط و شکم تو را منتفخ گرداند. bible_en_fa And the priest shall take holy water in an earthen vessel; and of the dust that is in the floor of the tabernacle the priest shall take, and put it into the water: و این آب لعنت در احشای تو داخل شده، شکم تو را منتفخ و ران تو را ساقط بسازد. و آن زن بگوید: آمین آمین. bible_en_fa And the priest shall set the woman before the LORD, and uncover the woman's head, and put the offering of memorial in her hands, which is the jealousy offering: and the priest shall have in his hand the bitter water that causeth the curse: «و کاهن این لعنتها را در طوماری بنویسد، و آنها را در آب تلخ محو کند. bible_en_fa And the priest shall charge her by an oath, and say unto the woman, If no man have lain with thee, and if thou hast not gone aside to uncleanness with another instead of thy husband, be thou free from this bitter water that causeth the curse: و آن آب لعنت تلخ را به زن بنوشاند، و آن آب لعنت در او داخل شده، تلخ خواهد شد. bible_en_fa But if thou hast gone aside to another instead of thy husband, and if thou be defiled, and some man have lain with thee beside thine husband: و کاهن هدیه غیرت رااز دست زن گرفته، آن هدیه را به حضور خداوندبجنباند، و آن را نزد مذبح بیاورد. bible_en_fa Then the priest shall charge the woman with an oath of cursing, and the priest shall say unto the woman, The LORD make thee a curse and an oath among thy people, when the LORD doth make thy thigh to rot, and thy belly to swell; و کاهن مشتی از هدیه برای یادگاری آن گرفته، آن را برمذبح بسوزاند و بعد از آن، آن آب را به زن بنوشاند. bible_en_fa And this water that causeth the curse shall go into thy bowels, to make thy belly to swell, and thy thigh to rot: And the woman shall say, Amen, amen. و چون آب را به او نوشانید، اگرنجس شده و به شوهر خود خیانت ورزیده باشد، آن آب لعنت داخل او شده، تلخ خواهد شد، وشکم او منتفخ و ران او ساقط خواهد گردید، و آن زن در میان قوم خود مورد لعنت خواهدبود. bible_en_fa And the priest shall write these curses in a book, and he shall blot them out with the bitter water: واگر آن زن نجس نشده، طاهر باشد، آنگاه مبراشده، اولاد خواهد زایید. bible_en_fa And he shall cause the woman to drink the bitter water that causeth the curse: and the water that causeth the curse shall enter into her, and become bitter. «این است قانون غیرت، هنگامی که زن ازشوهر خود برگشته، نجس شده باشد. bible_en_fa Then the priest shall take the jealousy offering out of the woman's hand, and shall wave the offering before the LORD, and offer it upon the altar: یاهنگامی که روح غیرت بر مرد بیاید، و بر زنش غیور شود، آنگاه زن را به حضور خداوند برپابدارد، و کاهن تمامی این قانون را درباره او اجرادارد.پس آن مرد از گناه مبرا شود، و زن گناه خود را متحمل خواهد بود.» bible_en_fa And the priest shall take an handful of the offering, even the memorial thereof, and burn it upon the altar, and afterward shall cause the woman to drink the water. پس آن مرد از گناه مبرا شود، و زن گناه خود را متحمل خواهد بود.» bible_en_fa And when he hath made her to drink the water, then it shall come to pass, that, if she be defiled, and have done trespass against her husband, that the water that causeth the curse shall enter into her, and become bitter, and her belly shall swell, and her thigh shall rot: and the woman shall be a curse among her people. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And if the woman be not defiled, but be clean; then she shall be free, and shall conceive seed. «بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، به ایشان بگو: چون مرد یا زن نذر خاص، یعنی نذر نذیره بکند، و خود را برای خداوند تخصیص نماید، bible_en_fa This is the law of jealousies, when a wife goeth aside to another instead of her husband, and is defiled; آنگاه از شراب و مسکرات بپرهیزد و سرکه شراب و سرکه مسکرات را ننوشد، و هیچ عصیرانگور ننوشد، و انگور تازه یا خشک نخورد. bible_en_fa Or when the spirit of jealousy cometh upon him, and he be jealous over his wife, and shall set the woman before the LORD, and the priest shall execute upon her all this law. وتمام ایام تخصیصش از هر چیزی که از تاک انگور ساخته شود، از هسته تا پوست نخورد. bible_en_fa Then shall the man be guiltless from iniquity, and this woman shall bear her iniquity. «و تمام ایام نذر تخصیص او، استره بر سر اونیاید، و تا انقضای روزهایی که خود را برای خداوند تخصیص نموده است، مقدس شده، گیسهای موی سر خود را بلند دارد. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و تمام روزهایی که خود را برای خداوندتخصیص نموده است، نزدیک بدن میت نیاید. bible_en_fa Speak unto the children of Israel, and say unto them, When either man or woman shall separate themselves to vow a vow of a Nazarite, to separate themselves unto the LORD: برای پدر و مادر و برادر و خواهر خود، هنگامی که بمیرند خویشتن را نجس نسازد، زیرا که تخصیص خدایش بر سر وی می‌باشد. bible_en_fa He shall separate himself from wine and strong drink, and shall drink no vinegar of wine, or vinegar of strong drink, neither shall he drink any liquor of grapes, nor eat moist grapes, or dried. تمامی روزهای تخصیصش برای خداوند مقدس خواهد بود. bible_en_fa All the days of his separation shall he eat nothing that is made of the vine tree, from the kernels even to the husk. «و اگر کسی دفعت ناگهان نزد او بمیرد، پس سر خود را در روز طهارت خویش بتراشد، یعنی در روز هفتم آن را بتراشد. bible_en_fa All the days of the vow of his separation there shall no rasor come upon his head: until the days be fulfilled, in the which he separateth himself unto the LORD, he shall be holy, and shall let the locks of the hair of his head grow. و در روز هشتم دوفاخته یا دو جوجه کبوتر نزد کاهن به در خیمه اجتماع بیاورد. bible_en_fa All the days that he separateth himself unto the LORD he shall come at no dead body. و کاهن یکی را برای قربانی گناه و دیگری را برای قربانی سوختنی گذرانیده، برای وی کفاره نماید، از آنچه به‌سبب میت، گناه کرده است و سر او را در آن روز تقدیس نماید. bible_en_fa He shall not make himself unclean for his father, or for his mother, for his brother, or for his sister, when they die: because the consecration of his God is upon his head. و روزهای تخصیص خود را برای خداوند (ازنو) تخصیص نماید، و بره نرینه یک ساله برای قربانی جرم بیاورد، لیکن روزهای اول ساقطخواهد بود، چونکه تخصیصش نجس شده است. bible_en_fa All the days of his separation he is holy unto the LORD. «این است قانون نذیره، چون روزهای تخصیص او تمام شود، آنگاه او را نزد دروازه خیمه اجتماع بیاورند. bible_en_fa And if any man die very suddenly by him, and he hath defiled the head of his consecration; then he shall shave his head in the day of his cleansing, on the seventh day shall he shave it. و قربانی خود را برای خداوند بگذراند، یعنی یک بره نرینه یک ساله بی‌عیب بجهت قربانی سوختنی، و یک بره ماده‌یک ساله بی‌عیب، بجهت قربانی گناه، و یک قوچ بی عیب بجهت ذبیحه سلامتی. bible_en_fa And on the eighth day he shall bring two turtles, or two young pigeons, to the priest, to the door of the tabernacle of the congregation: و یک سبد نان فطیر یعنی گرده های آرد نرم سرشته شده باروغن، و قرصهای فطیر مسح شده با روغن، وهدیه آردی آنها و هدیه ریختنی آنها. bible_en_fa And the priest shall offer the one for a sin offering, and the other for a burnt offering, and make an atonement for him, for that he sinned by the dead, and shall hallow his head that same day. «و کاهن آنها را به حضور خداوند نزدیک آورده، قربانی گناه و قربانی سوختنی او رابگذراند. bible_en_fa And he shall consecrate unto the LORD the days of his separation, and shall bring a lamb of the first year for a trespass offering: but the days that were before shall be lost, because his separation was defiled. و قوچ را با سبد نان فطیر بجهت ذبیحه سلامتی برای خداوند بگذراند، و کاهن هدیه آردی و هدیه ریختنی او را بگذراند. bible_en_fa And this is the law of the Nazarite, when the days of his separation are fulfilled: he shall be brought unto the door of the tabernacle of the congregation: «و آن نذیره سر تخصیص خود را نزد درخیمه اجتماع بتراشد، و موی سر تخصیص خودرا گرفته، آن را بر آتشی که زیر ذبیحه سلامتی است بگذراند. bible_en_fa And he shall offer his offering unto the LORD, one he lamb of the first year without blemish for a burnt offering, and one ewe lamb of the first year without blemish for a sin offering, and one ram without blemish for peace offerings, «و کاهن سردست بریان شده قوچ را با یک گرده فطیر از سبد و یک قرص فطیر گرفته، آن رابر دست نذیره، بعد از تراشیدن سر تخصیصش بگذارد. bible_en_fa And a basket of unleavened bread, cakes of fine flour mingled with oil, and wafers of unleavened bread anointed with oil, and their meat offering, and their drink offerings. و کاهن آنها را بجهت هدیه جنبانیدنی به حضور خداوند بجنباند، این با سینه جنبانیدنی و ران افراشتنی برای کاهن، مقدس است. و بعد ازآن نذیره شراب بنوشد. bible_en_fa And the priest shall bring them before the LORD, and shall offer his sin offering, and his burnt offering: «این است قانون نذیره‌ای که نذر بکند وقانون قربانی که بجهت تخصیص خود برای خداوند باید بگذراند، علاوه بر آنچه دستش به آن می‌رسد موافق نذری که کرده باشد، همچنین برحسب قانون تخصیص خود، باید بکند.» bible_en_fa And he shall offer the ram for a sacrifice of peace offerings unto the LORD, with the basket of unleavened bread: the priest shall offer also his meat offering, and his drink offering. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And the Nazarite shall shave the head of his separation at the door of the tabernacle of the congregation, and shall take the hair of the head of his separation, and put it in the fire which is under the sacrifice of the peace offerings. «هارون و پسرانش را خطاب کرده، بگو: به اینطور بنی‌اسرائیل را برکت دهید و به ایشان بگویید: bible_en_fa And the priest shall take the sodden shoulder of the ram, and one unleavened cake out of the basket, and one unleavened wafer, and shall put them upon the hands of the Nazarite, after the hair of his separation is shaven: «یهوه تو را برکت دهد و تو را محافظت نماید. bible_en_fa And the priest shall wave them for a wave offering before the LORD: this is holy for the priest, with the wave breast and heave shoulder: and after that the Nazarite may drink wine. یهوه روی خود را بر تو تابان سازد و برتو رحمت کند. bible_en_fa This is the law of the Nazarite who hath vowed, and of his offering unto the LORD for his separation, beside that that his hand shall get: according to the vow which he vowed, so he must do after the law of his separation. یهوه روی خود را بر توبرافرازد و تو را سلامتی بخشد،و نام مرابنی‌اسرائیل بگذارند، و من ایشان را برکت خواهم داد.» bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و نام مرابنی‌اسرائیل بگذارند، و من ایشان را برکت خواهم داد.» bible_en_fa Speak unto Aaron and unto his sons, saying, On this wise ye shall bless the children of Israel, saying unto them, و در روزی که موسی از برپا داشتن مسکن فارغ شده و آن را مسح نموده و تقدیس کرده و تمامی اسبابش را و مذبح را با تمامی اسبابش مسح کرده و تقدیس نموده بود، bible_en_fa The LORD bless thee, and keep thee: سروران اسرائیل و روسای خاندان آبای ایشان هدیه گذرانیدند. و اینها روسای اسباط بودند که برشمرده شدگان گماشته شدند. bible_en_fa The LORD make his face shine upon thee, and be gracious unto thee: پس ایشان بجهت هدیه خود، به حضور خداوند شش ارابه‌سرپوشیده و دوازده گاو آوردند، یعنی یک ارابه برای دو سرور، و برای هر نفری یک گاو، و آنها راپیش روی مسکن آوردند. bible_en_fa The LORD lift up his countenance upon thee, and give thee peace. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And they shall put my name upon the children of Israel; and I will bless them. «اینها را از ایشان بگیر تا برای بجا آوردن خدمت خیمه اجتماع به‌کار آید، و به لاویان به هرکس به اندازه خدمتش تسلیم نما.» bible_en_fa And it came to pass on the day that Moses had fully set up the tabernacle, and had anointed it, and sanctified it, and all the instruments thereof, both the altar and all the vessels thereof, and had anointed them, and sanctified them; پس موسی ارابه‌ها و گاوها را گرفته، آنها را به لاویان تسلیم نمود. bible_en_fa That the princes of Israel, heads of the house of their fathers, who were the princes of the tribes, and were over them that were numbered, offered: دو ارابه و چهار گاو به بنی جرشون، به اندازه خدمت ایشان تسلیم نمود. bible_en_fa And they brought their offering before the LORD, six covered wagons, and twelve oxen; a wagon for two of the princes, and for each one an ox: and they brought them before the tabernacle. و چهار ارابه و هشت گاو به بنی مراری، به اندازه خدمت ایشان، به‌دست ایتامار بن هارون کاهن تسلیم نمود. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, اما به بنی قهات هیچ نداد، زیراخدمت قدس متعلق به ایشان بود و آن را بر دوش خود برمی داشتند. bible_en_fa Take it of them, that they may be to do the service of the tabernacle of the congregation; and thou shalt give them unto the Levites, to every man according to his service. و سروران بجهت تبرک مذبح، در روز مسح کردن آن، هدیه گذرانیدند. وسروران هدیه خود را پیش مذبح آوردند. bible_en_fa And Moses took the wagons and the oxen, and gave them unto the Levites. وخداوند به موسی گفت که هر سرور در روز نوبه خود هدیه خویش را بجهت تبرک مذبح بگذراند. bible_en_fa Two wagons and four oxen he gave unto the sons of Gershon, according to their service: و در روز اول، نحشون بن عمیناداب ازسبط یهودا هدیه خود را گذرانید. bible_en_fa And four wagons and eight oxen he gave unto the sons of Merari, according unto their service, under the hand of Ithamar the son of Aaron the priest. و هدیه اویک طبق نقره بود که وزنش صد و سی مثقال بود، و یک لگن نقره، هفتاد مثقال به مثقال قدس که هردوی آنها پر از آرد نرم مخلوط شده با روغن بودبجهت هدیه آردی. bible_en_fa But unto the sons of Kohath he gave none: because the service of the sanctuary belonging unto them was that they should bear upon their shoulders. و یک قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. bible_en_fa And the princes offered for dedicating of the altar in the day that it was anointed, even the princes offered their offering before the altar. و یک گاو جوان و یک قوچ و یک بره نرینه یک ساله بجهت قربانی سوختنی. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, They shall offer their offering, each prince on his day, for the dedicating of the altar. ویک بز نر بجهت قربانی گناه. bible_en_fa And he that offered his offering the first day was Nahshon the son of Amminadab, of the tribe of Judah: و بجهت ذبیحه سلامتی، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج بره نرینه یک ساله، این بود هدیه نحشون بن عمیناداب. bible_en_fa And his offering was one silver charger, the weight thereof was an hundred and thirty shekels, one silver bowl of seventy shekels, after the shekel of the sanctuary; both of them were full of fine flour mingled with oil for a meat offering: و در روز دوم، نتنائیل بن صوغر، سروریساکار هدیه گذرانید. bible_en_fa One spoon of ten shekels of gold, full of incense: و هدیه‌ای که او گذرانیدیک طبق نقره بود که وزنش صد و سی مثقال بود، و یک لگن نقره هفتاد مثقال، موافق مثقال قدس، هر دوی آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن بجهت هدیه آردی. bible_en_fa One young bullock, one ram, one lamb of the first year, for a burnt offering: و یک قاشق طلا ده مثقال پر ازبخور. bible_en_fa One kid of the goats for a sin offering: و یک گاو جوان و یک قوچ و یک بره نرینه یک ساله، بجهت قربانی سوختنی. bible_en_fa And for a sacrifice of peace offerings, two oxen, five rams, five he goats, five lambs of the first year: this was the offering of Nahshon the son of Amminadab. و یک بز نر بجهت قربانی گناه. bible_en_fa On the second day Nethaneel the son of Zuar, prince of Issachar, did offer: و بجهت ذبیحه سلامتی، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج بره نرینه یک ساله، این بود هدیه نتنائیل بن صوغر. bible_en_fa He offered for his offering one silver charger, the weight whereof was an hundred and thirty shekels, one silver bowl of seventy shekels, after the shekel of the sanctuary; both of them full of fine flour mingled with oil for a meat offering: و در روز سوم، الیاب بن حیلون سروربنی زبولون، bible_en_fa One spoon of gold of ten shekels, full of incense: هدیه او یک طبق نقره که وزنش صد و سی مثقال بود، و یک لگن نقره هفتاد مثقال، موافق مثقال قدس، هر دوی آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن بجهت هدیه آردی. bible_en_fa One young bullock, one ram, one lamb of the first year, for a burnt offering: و یک قاشق طلا ده مثقال پر از بخور، bible_en_fa One kid of the goats for a sin offering: و یک گاوجوان و یک قوچ بره نرینه یک ساله بجهت قربانی سوختنی. bible_en_fa And for a sacrifice of peace offerings, two oxen, five rams, five he goats, five lambs of the first year: this was the offering of Nethaneel the son of Zuar. و یک بز نر بجهت قربانی گناه. bible_en_fa On the third day Eliab the son of Helon, prince of the children of Zebulun, did offer: وبجهت ذبیحه سلامتی، دو گاو و پنج قوچ و پنج بزنر و پنج بره نرینه یک ساله. این بود هدیه الیاب بن حیلون. bible_en_fa His offering was one silver charger, the weight whereof was an hundred and thirty shekels, one silver bowl of seventy shekels, after the shekel of the sanctuary; both of them full of fine flour mingled with oil for a meat offering: و در روز چهارم، الیصور بن شدیئور سروربنی روبین. bible_en_fa One golden spoon of ten shekels, full of incense: هدیه او یک طبق نقره که وزنش صدو سی مثقال بود، و یک لگن نقره هفتاد مثقال، موافق مثقال قدس، هر دوی آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن بجهت هدیه آردی. bible_en_fa One young bullock, one ram, one lamb of the first year, for a burnt offering: و یک قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. bible_en_fa One kid of the goats for a sin offering: و یک گاو جوان و یک قوچ و یک بره نرینه یک ساله بجهت قربانی سوختنی. bible_en_fa And for a sacrifice of peace offerings, two oxen, five rams, five he goats, five lambs of the first year: this was the offering of Eliab the son of Helon. و یک بز نر بجهت قربانی گناه. bible_en_fa On the fourth day Elizur the son of Shedeur, prince of the children of Reuben, did offer: وبجهت ذبیحه سلامتی، دو گاو و پنج قوچ و پنج بزنر و پنج بره نرینه یک ساله. این بود هدیه الیصوربن شدیئور. bible_en_fa His offering was one silver charger of the weight of an hundred and thirty shekels, one silver bowl of seventy shekels, after the shekel of the sanctuary; both of them full of fine flour mingled with oil for a meat offering: و در روز پنجم، شلومیئیل بن صوریشدای سرور بنی شمعون. bible_en_fa One golden spoon of ten shekels, full of incense: هدیه او یک طبق نقره که وزنش صد و سی مثقال بود، و یک لگن نقره هفتادمثقال، موافق مثقال قدس، هر دوی آنها پر از آردنرم مخلوط با روغن بجهت هدیه آردی. bible_en_fa One young bullock, one ram, one lamb of the first year, for a burnt offering: و یک قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. bible_en_fa One kid of the goats for a sin offering: و یک گاو جوان و یک قوچ و یک بره نرینه یک ساله بجهت قربانی سوختنی. bible_en_fa And for a sacrifice of peace offerings, two oxen, five rams, five he goats, five lambs of the first year: this was the offering of Elizur the son of Shedeur. و یک بز نر بجهت قربانی گناه. bible_en_fa On the fifth day Shelumiel the son of Zurishaddai, prince of the children of Simeon, did offer: وبجهت ذبیحه سلامتی، دو گاو و پنج قوچ و پنج بزنر و پنج بره نرینه یک ساله. این بود هدیه شلومیئیل بن صوریشدای. bible_en_fa His offering was one silver charger, the weight whereof was an hundred and thirty shekels, one silver bowl of seventy shekels, after the shekel of the sanctuary; both of them full of fine flour mingled with oil for a meat offering: و در روز ششم، الیاساف بن دعوئیل سروربنی جاد. bible_en_fa One golden spoon of ten shekels, full of incense: هدیه او یک طبق نقره که وزنش صدو سی مثقال بود، و یک لگن نقره هفتاد مثقال، موافق مثقال قدس، هر دوی آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن بجهت هدیه آردی. bible_en_fa One young bullock, one ram, one lamb of the first year, for a burnt offering: و یک قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. bible_en_fa One kid of the goats for a sin offering: و یک گاو جوان و یک قوچ و یک بره نرینه یک ساله بجهت قربانی سوختنی. bible_en_fa And for a sacrifice of peace offerings, two oxen, five rams, five he goats, five lambs of the first year: this was the offering of Shelumiel the son of Zurishaddai. و یک بز نر بجهت قربانی گناه. bible_en_fa On the sixth day Eliasaph the son of Deuel, prince of the children of Gad, offered: وبجهت ذبیحه سلامتی، دو گاو و پنج قوچ و پنج بزنر و پنج بره نرینه یک ساله. این بود هدیه الیاساف بن دعوئیل. bible_en_fa His offering was one silver charger of the weight of an hundred and thirty shekels, a silver bowl of seventy shekels, after the shekel of the sanctuary; both of them full of fine flour mingled with oil for a meat offering: و در روز هفتم، الیشمع بن عمیهود سروربنی افرایم. bible_en_fa One golden spoon of ten shekels, full of incense: هدیه او یک طبق نقره که وزنش صد و سی مثقال بود، و یک لگن نقره هفتاد مثقال، موافق مثقال قدس، هر دوی آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن بجهت هدیه آردی. bible_en_fa One young bullock, one ram, one lamb of the first year, for a burnt offering: و یک قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. bible_en_fa One kid of the goats for a sin offering: و یک گاو جوان و یک قوچ و یک بره نرینه یک ساله بجهت قربانی سوختنی. bible_en_fa And for a sacrifice of peace offerings, two oxen, five rams, five he goats, five lambs of the first year: this was the offering of Eliasaph the son of Deuel. و یک بز نر بجهت قربانی گناه. bible_en_fa On the seventh day Elishama the son of Ammihud, prince of the children of Ephraim, offered: وبجهت ذبیحه سلامتی، دو گاو و پنج قوچ و پنج بزنر و پنج بره نرینه یک ساله. این بود هدیه الیشمع بن عمیهود. bible_en_fa His offering was one silver charger, the weight whereof was an hundred and thirty shekels, one silver bowl of seventy shekels, after the shekel of the sanctuary; both of them full of fine flour mingled with oil for a meat offering: و در روز هشتم، جملیئیل بن فدهصورسرور بنی منسی. bible_en_fa One golden spoon of ten shekels, full of incense: هدیه او یک طبق نقره که وزنش صد و سی مثقال بود، و یک لگن نقره هفتادمثقال، موافق مثقال قدس، هر دوی آنها پر از آردنرم مخلوط با روغن بجهت هدیه آردی. bible_en_fa One young bullock, one ram, one lamb of the first year, for a burnt offering: و یک قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. bible_en_fa one kid of the goats for a sin offering: و یک گاوجوان و یک قوچ و یک بره نرینه یک ساله بجهت قربانی سوختنی. bible_en_fa And for a sacrifice of peace offerings, two oxen, five rams, five he goats, five lambs of the first year: this was the offering of Elishama the son of Ammihud. و یک بز نر بجهت قربانی گناه. bible_en_fa On the eighth day offered Gamaliel the son of Pedahzur, prince of the children of Manasseh: و بجهت ذبیحه سلامتی، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج بره نرینه یک ساله. این بودهدیه جملیئیل بن فدهصور. bible_en_fa His offering was one silver charger of the weight of an hundred and thirty shekels, one silver bowl of seventy shekels, after the shekel of the sanctuary; both of them full of fine flour mingled with oil for a meat offering: و در روز نهم، ابیدان بن جدعونی سروربنی بنیامین. bible_en_fa One golden spoon of ten shekels, full of incense: هدیه او یک طبق نقره که وزنش صد و سی مثقال بود و یک لگن نقره هفتاد مثقال موافق مثقال قدس، هر دوی آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن، بجهت هدیه آردی. bible_en_fa One young bullock, one ram, one lamb of the first year, for a burnt offering: و یک قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. bible_en_fa One kid of the goats for a sin offering: و یک گاو جوان و یک قوچ و یک بره نرینه یک ساله بجهت قربانی سوختنی. bible_en_fa And for a sacrifice of peace offerings, two oxen, five rams, five he goats, five lambs of the first year: this was the offering of Gamaliel the son of Pedahzur. و یک بز نر به جهت قربانی گناه bible_en_fa On the ninth day Abidan the son of Gideoni, prince of the children of Benjamin, offered: به جهت ذبیحه سلامتی دو گاو و پنج قوچ و پنج بره نرینه یک ساله. این بود هدیه ابیدان بن جدعونی. bible_en_fa His offering was one silver charger, the weight whereof was an hundred and thirty shekels, one silver bowl of seventy shekels, after the shekel of the sanctuary; both of them full of fine flour mingled with oil for a meat offering: و در روز دهم، اخیعزربن عمیشدای سروربنی دان. bible_en_fa One golden spoon of ten shekels, full of incense: هدیه او یک طبق نقره که وزنش صد وسی مثقال بود، و یک لگن نقره، هفتاد مثقال موافق مثقال قدس، هر دوی آنها پر از آرد نرم مخلوط باروغن بجهت هدیه آردی. bible_en_fa One young bullock, one ram, one lamb of the first year, for a burnt offering: و یک قاشق طلا، ده مثقال پر از بخور. bible_en_fa One kid of the goats for a sin offering: و یک گاو جوان و یک قوچ ویک بره نرینه یک ساله بجهت قربانی سوختنی. bible_en_fa And for a sacrifice of peace offerings, two oxen, five rams, five he goats, five lambs of the first year: this was the offering of Abidan the son of Gideoni. و یک بز نر بجهت قربانی گناه. bible_en_fa On the tenth day Ahiezer the son of Ammishaddai, prince of the children of Dan, offered: و بجهت ذبیحه سلامتی، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر وپنج بره نرینه یک ساله. این بود هدیه اخیعزر بن عمیشدای. bible_en_fa His offering was one silver charger, the weight whereof was an hundred and thirty shekels, one silver bowl of seventy shekels, after the shekel of the sanctuary; both of them full of fine flour mingled with oil for a meat offering: و در روز یازدهم، فجعیئیل بن عکران سرور بنی اشیر. bible_en_fa One golden spoon of ten shekels, full of incense: هدیه او یک طبق نقره که وزنش صد و سی مثقال بود، و یک لگن نقره، هفتاد مثقال موافق مثقال قدس؛ هردوی آنها پر ازآرد نرم مخلوط با روغن بجهت هدیه آردی. bible_en_fa One young bullock, one ram, one lamb of the first year, for a burnt offering: ویک قاشق طلا ده مثقال پر از بخور. bible_en_fa One kid of the goats for a sin offering: و یک گاوجوان و یک قوچ و بره نرینه یک ساله بجهت قربانی سوختنی. bible_en_fa And for a sacrifice of peace offerings, two oxen, five rams, five he goats, five lambs of the first year: this was the offering of Ahiezer the son of Ammishaddai. و یک بز نر بجهت قربانی گناه. bible_en_fa On the eleventh day Pagiel the son of Ocran, prince of the children of Asher, offered: و بجهت ذبیحه سلامتی، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج بره نرینه یک ساله. این بودهدیه فجعیئیل بن عکران. bible_en_fa His offering was one silver charger, the weight whereof was an hundred and thirty shekels, one silver bowl of seventy shekels, after the shekel of the sanctuary; both of them full of fine flour mingled with oil for a meat offering: و در روز دوازدهم، اخیرع بن عینان، سروربنی نفتالی. bible_en_fa One golden spoon of ten shekels, full of incense: هدیه او یک طبق نقره که وزنش صد و سی مثقال بود، و یک لگن نقره هفتاد مثقال موافق مثقال قدس، هردوی آنها پر از آرد نرم مخلوط با روغن بجهت هدیه آردی. bible_en_fa One young bullock, one ram, one lamb of the first year, for a burnt offering: و یک قاشق طلا، ده مثقال پر از بخور. bible_en_fa One kid of the goats for a sin offering: و یک گاوجوان و یک قوچ و یک بره نرینه یک ساله بجهت قربانی سوختنی. bible_en_fa And for a sacrifice of peace offerings, two oxen, five rams, five he goats, five lambs of the first year: this was the offering of Pagiel the son of Ocran. و یک بز نر بجهت قربانی گناه. bible_en_fa On the twelfth day Ahira the son of Enan, prince of the children of Naphtali, offered: و بجهت ذبیحه سلامتی، دو گاو و پنج قوچ و پنج بز نر و پنج بره نرینه یک ساله. این بودهدیه اخیرع بن عینان. bible_en_fa His offering was one silver charger, the weight whereof was an hundred and thirty shekels, one silver bowl of seventy shekels, after the shekel of the sanctuary; both of them full of fine flour mingled with oil for a meat offering: این بود تبرک مذبح در روزی که مسح شده بود، از جانب سروران اسرائیل دوازده طبق نقره و دوازده لگن نقره و دوازده قاشق طلا. bible_en_fa One golden spoon of ten shekels, full of incense: هرطبق نقره صد و سی مثقال و هر لگن هفتاد، که تمامی نقره ظروف، دوهزار و چهارصد مثقال موافق مثقال قدس بود. bible_en_fa One young bullock, one ram, one lamb of the first year, for a burnt offering: و دوازده قاشق طلا پراز بخور هر کدام ده مثقال موافق مثقال قدس، که تمامی طلای قاشقها صد و بیست مثقال بود. bible_en_fa One kid of the goats for a sin offering: تمامی گاوان بجهت قربانی سوختنی، دوازده گاو و دوازده قوچ و دوازده بره نرینه یک ساله. باهدیه آردی آنها و دوازده بز نر بجهت قربانی گناه. bible_en_fa And for a sacrifice of peace offerings, two oxen, five rams, five he goats, five lambs of the first year: this was the offering of Ahira the son of Enan. و تمامی گاوان بجهت ذبیحه سلامتی، بیست وچهار گاو و شصت قوچ و شصت بز نر و شصت بره نرینه یک ساله. این بود تبرک مذبح بعد از آنکه مسح شده بود.و چون موسی به خیمه اجتماع داخل شدتا با وی سخن گوید، آنگاه قول را می‌شنید که ازبالای کرسی رحمت که بر تابوت شهادت بود، ازمیان دو کروبی به وی سخن می‌گفت، پس با اوتکلم می‌نمود. bible_en_fa This was the dedication of the altar, in the day when it was anointed, by the princes of Israel: twelve chargers of silver, twelve silver bowls, twelve spoons of gold: و چون موسی به خیمه اجتماع داخل شدتا با وی سخن گوید، آنگاه قول را می‌شنید که ازبالای کرسی رحمت که بر تابوت شهادت بود، ازمیان دو کروبی به وی سخن می‌گفت، پس با اوتکلم می‌نمود. bible_en_fa Each charger of silver weighing an hundred and thirty shekels, each bowl seventy: all the silver vessels weighed two thousand and four hundred shekels, after the shekel of the sanctuary: و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa The golden spoons were twelve, full of incense, weighing ten shekels apiece, after the shekel of the sanctuary: all the gold of the spoons was an hundred and twenty shekels. «هارون را خطاب کرده، به وی بگو: هنگامی که چراغها را برافرازی، هفت چراغ پیش شمعدان روشنایی بدهد.» bible_en_fa All the oxen for the burnt offering were twelve bullocks, the rams twelve, the lambs of the first year twelve, with their meat offering: and the kids of the goats for sin offering twelve. پس هارون چنین کرد، و چراغها را برافراشت تا پیش شمعدان روشنایی بدهد، چنانکه خداوند موسی را امرفرموده بود. bible_en_fa And all the oxen for the sacrifice of the peace offerings were twenty and four bullocks, the rams sixty, the he goats sixty, the lambs of the first year sixty. This was the dedication of the altar, after that it was anointed. و صنعت شمعدان این بود: ازچرخکاری طلا از ساق تا گلهایش چرخکاری بود، موافق نمونه‌ای که خداوند به موسی نشان داده بود، به همین طور شمعدان را ساخت. bible_en_fa And when Moses was gone into the tabernacle of the congregation to speak with him, then he heard the voice of one speaking unto him from off the mercy seat that was upon the ark of testimony, from between the two cherubims: and he spake unto him. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, «لاویان را از میان بنی‌اسرائیل گرفته، ایشان راتطهیر نما. bible_en_fa Speak unto Aaron, and say unto him, When thou lightest the lamps, the seven lamps shall give light over against the candlestick. و بجهت تطهیر ایشان، به ایشان چنین عمل نما، آن کفاره گناه را بر ایشان بپاش و بر تمام بدن خود استره بگذرانند، و رخت خود را شسته، خود را تطهیر نمایند. bible_en_fa And Aaron did so; he lighted the lamps thereof over against the candlestick, as the LORD commanded Moses. و گاوی جوان و هدیه آردی آن، یعنی آرد نرم مخلوط با روغن بگیرند، وگاو جوان دیگر بجهت قربانی گناه بگیر. bible_en_fa And this work of the candlestick was of beaten gold, unto the shaft thereof, unto the flowers thereof, was beaten work: according unto the pattern which the LORD had shewed Moses, so he made the candlestick. ولاویان را پیش خیمه اجتماع نزدیک بیاور، وتمامی جماعت بنی‌اسرائیل را جمع کن. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, ولاویان را به حضور خداوند نزدیک بیاور، وبنی‌اسرائیل دستهای خود را بر لاویان بگذارند. bible_en_fa Take the Levites from among the children of Israel, and cleanse them. و هارون لاویان را از جانب بنی‌اسرائیل به حضور خداوند هدیه بگذراند، تا خدمت خداوندرا بجا بیاورند. bible_en_fa And thus shalt thou do unto them, to cleanse them: Sprinkle water of purifying upon them, and let them shave all their flesh, and let them wash their clothes, and so make themselves clean. و لاویان دستهای خود را بر سرگاوان بنهند، و تو یکی را بجهت قربانی گناه ودیگری را بجهت قربانی سوختنی برای خداوندبگذران، تا بجهت لاویان کفاره شود. bible_en_fa Then let them take a young bullock with his meat offering, even fine flour mingled with oil, and another young bullock shalt thou take for a sin offering. و لاویان را پیش هارون و پسرانش برپا بدار، و ایشان رابرای خداوند هدیه بگذران. bible_en_fa And thou shalt bring the Levites before the tabernacle of the congregation: and thou shalt gather the whole assembly of the children of Israel together: و لاویان را از میان بنی‌اسرائیل جدا نما و لاویان از آن من خواهندبود. bible_en_fa And thou shalt bring the Levites before the LORD: and the children of Israel shall put their hands upon the Levites: «و بعد از آن لاویان داخل شوند تا خدمت خیمه اجتماع را بجا آورند، و تو ایشان را تطهیرکرده، ایشان را هدیه بگذران. bible_en_fa And Aaron shall offer the Levites before the LORD for an offering of the children of Israel, that they may execute the service of the LORD. زیراکه ایشان ازمیان بنی‌اسرائیل به من بالکل داده شده‌اند، و به عوض هر گشاینده رحم، یعنی به عوض همه نخست زادگان بنی‌اسرائیل، ایشان را برای خودگرفته‌ام. bible_en_fa And the Levites shall lay their hands upon the heads of the bullocks: and thou shalt offer the one for a sin offering, and the other for a burnt offering, unto the LORD, to make an atonement for the Levites. زیرا که جمیع نخست زادگان بنی‌اسرائیل خواه از انسان و خواه از بهایم، از آن من‌اند، در روزی که جمیع نخست زادگان را درزمین مصر زدم، ایشان را برای خود تقدیس نمودم. bible_en_fa And thou shalt set the Levites before Aaron, and before his sons, and offer them for an offering unto the LORD. پس لاویان را به عوض همه نخست زادگان بنی‌اسرائیل گرفتم. bible_en_fa Thus shalt thou separate the Levites from among the children of Israel: and the Levites shall be mine. و لاویان رااز میان بنی‌اسرائیل به هارون و پسرانش پیشکش دادم تا خدمت بنی‌اسرائیل را در خیمه اجتماع بجا آورند، و بجهت بنی‌اسرائیل کفاره نمایند، وچون بنی‌اسرائیل به قدس نزدیک آیند، وبا به بنی‌اسرائیل عارض نشود.» bible_en_fa And after that shall the Levites go in to do the service of the tabernacle of the congregation: and thou shalt cleanse them, and offer them for an offering. پس موسی و هارون و تمامی جماعت بنی‌اسرائیل به لاویان چنین کردند، برحسب هرآنچه خداوند موسی را درباره لاویان امرفرمود، همچنان بنی‌اسرائیل به ایشان عمل نمودند. bible_en_fa For they are wholly given unto me from among the children of Israel; instead of such as open every womb, even instead of the firstborn of all the children of Israel, have I taken them unto me. و لاویان برای گناه خود کفاره کرده، رخت خود را شستند، و هارون ایشان را به حضور خداوند هدیه گذرانید، و هارون برای ایشان کفاره نموده، ایشان را تطهیر کرد. bible_en_fa For all the firstborn of the children of Israel are mine, both man and beast: on the day that I smote every firstborn in the land of Egypt I sanctified them for myself. و بعداز آن لاویان داخل شدند تا در خیمه اجتماع به حضور هارون و پسرانش به خدمت خودبپردازند، و چنانکه خداوند موسی را درباره لاویان امر فرمود، همچنان به ایشان عمل نمودند. bible_en_fa And I have taken the Levites for all the firstborn of the children of Israel. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And I have given the Levites as a gift to Aaron and to his sons from among the children of Israel, to do the service of the children of Israel in the tabernacle of the congregation, and to make an atonement for the children of Israel: that there be no plague among the children of Israel, when the children of Israel come nigh unto the sanctuary. «این است قانون لاویان که از بیست و پنج ساله و بالاتر داخل شوند تا در کار خیمه اجتماع مشغول خدمت بشوند. bible_en_fa And Moses, and Aaron, and all the congregation of the children of Israel, did to the Levites according unto all that the LORD commanded Moses concerning the Levites, so did the children of Israel unto them. و از پنجاه ساله از کارخدمت بازایستند، و بعد از آن خدمت نکنند.لیکن با برادران خود در خیمه اجتماع به نگاهبانی نمودن مشغول شوند، و خدمتی دیگرنکنند. بدین طور با لاویان درباره ودیعت ایشان عمل نما.» bible_en_fa And the Levites were purified, and they washed their clothes; and Aaron offered them as an offering before the LORD; and Aaron made an atonement for them to cleanse them. لیکن با برادران خود در خیمه اجتماع به نگاهبانی نمودن مشغول شوند، و خدمتی دیگرنکنند. بدین طور با لاویان درباره ودیعت ایشان عمل نما.» bible_en_fa And after that went the Levites in to do their service in the tabernacle of the congregation before Aaron, and before his sons: as the LORD had commanded Moses concerning the Levites, so did they unto them. و در ماه اول سال دوم بعد از بیرون آمدن ایشان از زمین مصر، خداوند موسی را درصحرای سینا خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, «بنی‌اسرائیل عید فصح را در موسمش بجا آورند. bible_en_fa This is it that belongeth unto the Levites: from twenty and five years old and upward they shall go in to wait upon the service of the tabernacle of the congregation: در روزچهاردهم این ماه آن را در وقت عصر در موسمش بجا آورید، برحسب همه فرایضش و همه احکامش آن را معمول دارید.» bible_en_fa And from the age of fifty years they shall cease waiting upon the service thereof, and shall serve no more: پس موسی به بنی‌اسرائیل گفت که فصح رابجا آورند. bible_en_fa But shall minister with their brethren in the tabernacle of the congregation, to keep the charge, and shall do no service. Thus shalt thou do unto the Levites touching their charge. و فصح را در روز چهاردهم ماه اول، در وقت عصر در صحرای سینا بجا آوردند، برحسب هرچه خداوند به موسی‌امر فرموده بودبنی‌اسرائیل چنان عمل نمودند. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses in the wilderness of Sinai, in the first month of the second year after they were come out of the land of Egypt, saying, اما بعضی اشخاص بودند که از میت آدمی نجس شده، فصح را در آن روز نتوانستند بجا آورند، پس درآن روز نزد موسی و هارون آمدند. bible_en_fa Let the children of Israel also keep the passover at his appointed season. و آن اشخاص وی را گفتند که «ما از میت آدمی نجس هستیم؛ پس چرا از گذرانیدن قربانی خداوند در موسمش در میان بنی‌اسرائیل ممنوع شویم؟» bible_en_fa In the fourteenth day of this month, at even, ye shall keep it in his appointed season: according to all the rites of it, and according to all the ceremonies thereof, shall ye keep it. موسی ایشان را گفت: «بایستید تا آنچه خداوند در حق شما امر فرماید، بشنوم.» bible_en_fa And Moses spake unto the children of Israel, that they should keep the passover. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And they kept the passover on the fourteenth day of the first month at even in the wilderness of Sinai: according to all that the LORD commanded Moses, so did the children of Israel. «بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، بگو: اگر کسی ازشما یا از اعقاب شما از میت نجس شود، یا درسفر دور باشد، مع هذا فصح را برای خداوند بجاآورد. bible_en_fa And there were certain men, who were defiled by the dead body of a man, that they could not keep the passover on that day: and they came before Moses and before Aaron on that day: در روز چهاردهم ماه دوم، آن را دروقت عصر بجا آورند، و آن را با نان فطیر و سبزی تلخ بخورند. bible_en_fa And those men said unto him, We are defiled by the dead body of a man: wherefore are we kept back, that we may not offer an offering of the LORD in his appointed season among the children of Israel? چیزی از آن تا صبح نگذارند و ازآن استخوانی نشکنند؛ برحسب جمیع فرایض فصح آن را معمول دارند. bible_en_fa And Moses said unto them, Stand still, and I will hear what the LORD will command concerning you. اما کسی‌که طاهرباشد و در سفر نباشد و از بجا آوردن فصح بازایستد، آن کس از قوم خود منقطع شود، چونکه قربانی خداوند را در موسمش نگذرانیده است، آن شخص گناه خود را متحمل خواهدشد. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و اگر غریبی در میان شما ماوا گزیند وبخواهد که فصح را برای خداوند بجا آورد، برحسب فریضه و حکم فصح عمل نماید، برای شما یک فریضه می‌باشد خواه برای غریب وخواه برای متوطن.» bible_en_fa Speak unto the children of Israel, saying, If any man of you or of your posterity shall be unclean by reason of a dead body, or be in a journey afar off, yet he shall keep the passover unto the LORD. و در روزی که مسکن برپا شد، ابر مسکن خیمه شهادت را پوشانید، و از شب تا صبح مثل منظر آتش بر مسکن می‌بود. bible_en_fa The fourteenth day of the second month at even they shall keep it, and eat it with unleavened bread and bitter herbs. همیشه چنین بودکه ابر آن را می‌پوشانید و منظر آتش در شب. bible_en_fa They shall leave none of it unto the morning, nor break any bone of it: according to all the ordinances of the passover they shall keep it. وهرگاه ابر از خیمه برمی خاست بعد از آن بنی‌اسرائیل کوچ می‌کردند و در هر جایی که ابرساکن می‌شد آنجا بنی‌اسرائیل اردو می‌زدند. bible_en_fa But the man that is clean, and is not in a journey, and forbeareth to keep the passover, even the same soul shall be cut off from among his people: because he brought not the offering of the LORD in his appointed season, that man shall bear his sin. به فرمان خداوند بنی‌اسرائیل کوچ می‌کردند وبه فرمان خداوند اردو می‌زدند، همه روزهایی که ابر بر مسکن ساکن می‌بود، در اردو می‌ماندند. bible_en_fa And if a stranger shall sojourn among you, and will keep the passover unto the LORD; according to the ordinance of the passover, and according to the manner thereof, so shall he do: ye shall have one ordinance, both for the stranger, and for him that was born in the land. وچون ابر، روزهای بسیار برمسکن توقف می‌نمود، بنی‌اسرائیل ودیعت خداوند را نگاه می‌داشتند وکوچ نمی کردند. bible_en_fa And on the day that the tabernacle was reared up the cloud covered the tabernacle, namely, the tent of the testimony: and at even there was upon the tabernacle as it were the appearance of fire, until the morning. و بعضی اوقات ابر ایام قلیلی بر مسکن می‌ماند، آنگاه به فرمان خداوند در اردومی ماندند و به فرمان خداوند کوچ می‌کردند. bible_en_fa So it was alway: the cloud covered it by day, and the appearance of fire by night. وبعضی اوقات، ابر از شام تا صبح می‌ماند و دروقت صبح ابر برمی خاست، آنگاه کوچ می‌کردند، یا اگر روز و شب می‌ماند چون ابر برمی خاست، می‌کوچیدند. bible_en_fa And when the cloud was taken up from the tabernacle, then after that the children of Israel journeyed: and in the place where the cloud abode, there the children of Israel pitched their tents. خواه دو روز و خواه یک ماه وخواه یک سال، هر قدر ابر بر مسکن توقف نموده، بر آن ساکن می‌بود، بنی‌اسرائیل در اردومی ماندند، و کوچ نمی کردند و چون برمی خاست، می‌کوچیدند.به فرمان خداونداردو می‌زدند، و به فرمان خداوند کوچ می‌کردند، و ودیعت خداوند را برحسب آنچه خداوند به واسطه موسی فرموده بود، نگاه می‌داشتند. bible_en_fa At the commandment of the LORD the children of Israel journeyed, and at the commandment of the LORD they pitched: as long as the cloud abode upon the tabernacle they rested in their tents. به فرمان خداونداردو می‌زدند، و به فرمان خداوند کوچ می‌کردند، و ودیعت خداوند را برحسب آنچه خداوند به واسطه موسی فرموده بود، نگاه می‌داشتند. bible_en_fa And when the cloud tarried long upon the tabernacle many days, then the children of Israel kept the charge of the LORD, and journeyed not. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And so it was, when the cloud was a few days upon the tabernacle; according to the commandment of the LORD they abode in their tents, and according to the commandment of the LORD they journeyed. «برای خود دو کرنای نقره بساز، آنهارا از چرخکاری درست کن، و آنها را بجهت خواندن جماعت و کوچیدن اردو بکار ببر. bible_en_fa And so it was, when the cloud abode from even unto the morning, and that the cloud was taken up in the morning, then they journeyed: whether it was by day or by night that the cloud was taken up, they journeyed. وچون آنها را بنوازند تمامی جماعت نزد تو به درخیمه اجتماع جمع شوند. bible_en_fa Or whether it were two days, or a month, or a year, that the cloud tarried upon the tabernacle, remaining thereon, the children of Israel abode in their tents, and journeyed not: but when it was taken up, they journeyed. و چون یکی رابنوازند، سروران و روسای هزاره های اسرائیل نزد تو جمع شوند. bible_en_fa At the commandment of the LORD they rested in the tents, and at the commandment of the LORD they journeyed: they kept the charge of the LORD, at the commandment of the LORD by the hand of Moses. و چون تیز آهنگ بنوازیدمحله هایی که به طرف مشرق جا دارند، کوچ بکنند. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و چون مرتبه دوم تیز آهنگ بنوازید، محله هایی که به طرف جنوب جا دارند کوچ کنند؛ بجهت کوچ دادن ایشان تیز آهنگ بنوازند. bible_en_fa Make thee two trumpets of silver; of a whole piece shalt thou make them: that thou mayest use them for the calling of the assembly, and for the journeying of the camps. و بجهت جمع کردن جماعت بنوازید، لیکن تیزآهنگ منوازید. bible_en_fa And when they shall blow with them, all the assembly shall assemble themselves to thee at the door of the tabernacle of the congregation. «و بنی هارون کهنه، کرناها را بنوازند. این برای شما در نسلهای شما فریضه ابدی باشد. bible_en_fa And if they blow but with one trumpet, then the princes, which are heads of the thousands of Israel, shall gather themselves unto thee. وچون در زمین خود برای مقاتله با دشمنی که برشما تعدی می‌نمایند می‌روید، کرناها را تیزآهنگ بنوازید، پس به حضور یهوه خدای خودبیاد آورده خواهید شد، و از دشمنان خود نجات خواهید یافت. bible_en_fa When ye blow an alarm, then the camps that lie on the east parts shall go forward. و در روز شادی خود و درعیدها و در اول ماه های خود کرناها را برقربانی های سوختنی و ذبایح سلامتی خودبنوازید، تا برای شما به حضور خدای شمایادگاری باشد. من یهوه خدای شما هستم.» bible_en_fa When ye blow an alarm the second time, then the camps that lie on the south side shall take their journey: they shall blow an alarm for their journeys. و واقع شد در روز بیستم ماه دوم سال دوم که ابر از بالای خیمه شهادت برداشته شد، bible_en_fa But when the congregation is to be gathered together, ye shall blow, but ye shall not sound an alarm. وبنی‌اسرائیل به مراحل خود از صحرای سینا کوچ کردند، و ابر در صحرای فاران ساکن شد، bible_en_fa And the sons of Aaron, the priests, shall blow with the trumpets; and they shall be to you for an ordinance for ever throughout your generations. وایشان اول به فرمان خداوند به واسطه موسی کوچ کردند. bible_en_fa And if ye go to war in your land against the enemy that oppresseth you, then ye shall blow an alarm with the trumpets; and ye shall be remembered before the LORD your God, and ye shall be saved from your enemies. و علم محله بنی یهودا، اول با افواج ایشان روانه شد، و بر فوج او نحشون بن عمیناداب بود. bible_en_fa Also in the day of your gladness, and in your solemn days, and in the beginnings of your months, ye shall blow with the trumpets over your burnt offerings, and over the sacrifices of your peace offerings; that they may be to you for a memorial before your God: I am the LORD your God. و بر فوج سبط بنی یساکار، نتنائیل بن صوغر. bible_en_fa And it came to pass on the twentieth day of the second month, in the second year, that the cloud was taken up from off the tabernacle of the testimony. و بر فوج سبط بنی زبولون، الیاب بن حیلون. bible_en_fa And the children of Israel took their journeys out of the wilderness of Sinai; and the cloud rested in the wilderness of Paran. پس مسکن را پایین آوردند و بنی جرشون وبنی مراری که حاملان مسکن بودند، کوچ کردند. bible_en_fa And they first took their journey according to the commandment of the LORD by the hand of Moses. و علم محله روبین با افواج ایشان روانه شد، و بر فوج او الیصور بن شدیئور بود. bible_en_fa In the first place went the standard of the camp of the children of Judah according to their armies: and over his host was Nahshon the son of Amminadab. و بر فوج سبط بنی شمعون، شلومیئیل بن صوریشدای. bible_en_fa And over the host of the tribe of the children of Issachar was Nethaneel the son of Zuar. و بر فوج سبط بنی جاد، الیاساف بن دعوئیل. bible_en_fa And over the host of the tribe of the children of Zebulun was Eliab the son of Helon. پس قهاتیان که حاملان قدس بودند، کوچ کردند و پیش از رسیدن ایشان، آنها مسکن را برپاداشتند. bible_en_fa And the tabernacle was taken down; and the sons of Gershon and the sons of Merari set forward, bearing the tabernacle. پس علم محله بنی افرایم با افواج ایشان روانه شد، و بر فوج او الیشمع بن عمیهود بود. bible_en_fa And the standard of the camp of Reuben set forward according to their armies: and over his host was Elizur the son of Shedeur. و بر فوج سبط بنی منسی، جملیئیل بن فدهصور. bible_en_fa And over the host of the tribe of the children of Simeon was Shelumiel the son of Zurishaddai. و بر فوج سبط بنی بنیامین، ابیدان بن جدعونی. bible_en_fa And over the host of the tribe of the children of Gad was Eliasaph the son of Deuel. پس علم محله بنی دان که موخر همه محله‌ها بود با افواج ایشان روانه شد، و بر فوج اواخیعزر بن عمیشدای بود. bible_en_fa And the Kohathites set forward, bearing the sanctuary: and the other did set up the tabernacle against they came. و بر فوج سبطبنی اشیر، فجعیئیل بن عکران. bible_en_fa And the standard of the camp of the children of Ephraim set forward according to their armies: and over his host was Elishama the son of Ammihud. و بر فوج سبطبنی نفتالی، اخیرع بن عینان. bible_en_fa And over the host of the tribe of the children of Manasseh was Gamaliel the son of Pedahzur. این بود مراحل بنی‌اسرائیل با افواج ایشان. پس کوچ کردند. bible_en_fa And over the host of the tribe of the children of Benjamin was Abidan the son of Gideoni. و موسی به حوباب بن رعوئیل مدیانی که برادرزن موسی بود، گفت: «ما به مکانی که خداوند درباره آن گفته است که آن را به شماخواهم بخشید کوچ می‌کنیم، همراه ما بیا و بتواحسان خواهیم نمود، چونکه خداوند درباره اسرائیل نیکو گفته است.» bible_en_fa And the standard of the camp of the children of Dan set forward, which was the rereward of all the camps throughout their hosts: and over his host was Ahiezer the son of Ammishaddai. او وی را گفت: «نمی آیم، بلکه به زمین و به خاندان خود خواهم رفت.» bible_en_fa And over the host of the tribe of the children of Asher was Pagiel the son of Ocran. گفت: «ما را ترک مکن زیرا چونکه تو منازل ما را در صحرا می‌دانی، بجهت ما مثل چشم خواهی بود. bible_en_fa And over the host of the tribe of the children of Naphtali was Ahira the son of Enan. و اگر همراه ما بیایی، هر احسانی که خداوند بر ما بنماید، همان را بر تو خواهیم نمود.» bible_en_fa Thus were the journeyings of the children of Israel according to their armies, when they set forward. و از کوه خداوند سفر سه روزه کوچ کردند، و تابوت عهد خداوند سفر سه روزه پیش روی ایشان رفت تا آرامگاهی برای ایشان بطلبد. bible_en_fa And Moses said unto Hobab, the son of Raguel the Midianite, Moses' father in law, We are journeying unto the place of which the LORD said, I will give it you: come thou with us, and we will do thee good: for the LORD hath spoken good concerning Israel. و ابر خداوند در روز بالای سر ایشان بود، و وقتی که از لشکرگاه روانه می‌شدند. bible_en_fa And he said unto him, I will not go; but I will depart to mine own land, and to my kindred. و چون تابوت روانه می‌شد، موسی می‌گفت: «ای خداوند برخیز و دشمنانت پراکنده شوند و مبغضانت از حضور تو منهزم گردند.»و چون فرود می‌آمد، می‌گفت: «ای خداوند نزد هزاران هزار اسرائیل رجوع نما.» bible_en_fa And he said, Leave us not, I pray thee; forasmuch as thou knowest how we are to encamp in the wilderness, and thou mayest be to us instead of eyes. و چون فرود می‌آمد، می‌گفت: «ای خداوند نزد هزاران هزار اسرائیل رجوع نما.» bible_en_fa And it shall be, if thou go with us, yea, it shall be, that what goodness the LORD shall do unto us, the same will we do unto thee. و قوم شکایت‌کنان در گوش خداوند بدگفتند، و خداوند این را شنیده، غضبش افروخته شد، و آتش خداوند در میان ایشان مشتعل شده، در اطراف اردو بسوخت. bible_en_fa And they departed from the mount of the LORD three days' journey: and the ark of the covenant of the LORD went before them in the three days' journey, to search out a resting place for them. و قوم نزد موسی فریاد برآورده، موسی نزد خداوند دعانمود و آتش خاموش شد. bible_en_fa And the cloud of the LORD was upon them by day, when they went out of the camp. پس آن مکان راتبعیره نام نهادند، زیرا که آتش خداوند در میان ایشان مشتعل شد. bible_en_fa And it came to pass, when the ark set forward, that Moses said, Rise up, LORD, and let thine enemies be scattered; and let them that hate thee flee before thee. و گروه مختلف که در میان ایشان بودند، شهوت‌پرست شدند، و بنی‌اسرائیل باز گریان شده، گفتند: «کیست که ما را گوشت بخوراند! bible_en_fa And when it rested, he said, Return, O LORD, unto the many thousands of Israel. ماهی‌ای را که در مصر مفت می‌خوردیم و خیارو خربوزه و تره و پیاز و سیر را بیاد می‌آوریم. bible_en_fa And when the people complained, it displeased the LORD: and the LORD heard it; and his anger was kindled; and the fire of the LORD burnt among them, and consumed them that were in the uttermost parts of the camp. والان جان ما خشک شده، و چیزی نیست و غیر ازاین من، در نظر ما هیچ نمی آید!» bible_en_fa And the people cried unto Moses; and when Moses prayed unto the LORD, the fire was quenched. و من مثل تخم گشنیز بود و شکل آن مثل مقل. bible_en_fa And he called the name of the place Taberah: because the fire of the LORD burnt among them. و قوم گردش کرده، آن را جمع می‌نمودند، و آن را در آسیا خرد می‌کردند یا در هاون می‌کوبیدند، و در دیگها پخته، گرده‌ها از آن می‌ساختند. و طعم آن مثل طعم قرصهای روغنی بود. bible_en_fa And the mixt multitude that was among them fell a lusting: and the children of Israel also wept again, and said, Who shall give us flesh to eat? و چون شبنم در وقت شب بر اردو می بارید، من نیز بر آن می‌ریخت. bible_en_fa We remember the fish, which we did eat in Egypt freely; the cucumbers, and the melons, and the leeks, and the onions, and the garlick: و موسی قوم را شنید که با اهل خانه خودهر یک به در خیمه خویش می‌گریستند، و خشم خداوند به شدت افروخته شد، و در نظر موسی نیز قبیح آمد. bible_en_fa But our soul is dried away: there is nothing at all, beside this manna, before our eyes. و موسی به خداوند گفت: «چرابه بنده خود بدی نمودی؟ و چرا در نظر تو التفات نیافتم که بار جمیع این قوم را بر من نهادی؟ bible_en_fa And the manna was as coriander seed, and the colour thereof as the colour of bdellium. آیامن به تمامی این قوم حامله شده، یا من ایشان رازاییده‌ام که به من می‌گویی ایشان را در آغوش خود بردار، به زمینی که برای پدران ایشان قسم خوردی مثل لالا که طفل شیرخواره رابرمی دارد؟ bible_en_fa And the people went about, and gathered it, and ground it in mills, or beat it in a mortar, and baked it in pans, and made cakes of it: and the taste of it was as the taste of fresh oil. گوشت از کجا پیدا کنم تا به همه این قوم بدهم؟ زیرا نزد من گریان شده، می‌گویندما را گوشت بده تا بخوریم. bible_en_fa And when the dew fell upon the camp in the night, the manna fell upon it. من به تنهایی نمی توانم تحمل تمامی این قوم را بنمایم زیرا برمن زیاد سنگین است. bible_en_fa Then Moses heard the people weep throughout their families, every man in the door of his tent: and the anger of the LORD was kindled greatly; Moses also was displeased. و اگر با من چنین رفتارنمایی، پس هرگاه در نظر تو التفات یافتم مراکشته، نابود ساز تا بدبختی خود را نبینم.» bible_en_fa And Moses said unto the LORD, Wherefore hast thou afflicted thy servant? and wherefore have I not found favour in thy sight, that thou layest the burden of all this people upon me? پس خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: «هفتاد نفر از مشایخ بنی‌اسرائیل که ایشان رامی دانی که مشایخ قوم و سروران آنها می‌باشندنزد من جمع کن، و ایشان را به خیمه اجتماع بیاورتا در آنجا با تو بایستند. bible_en_fa Have I conceived all this people? have I begotten them, that thou shouldest say unto me, Carry them in thy bosom, as a nursing father beareth the sucking child, unto the land which thou swarest unto their fathers? و من نازل شده، درآنجا با تو سخن خواهم گفت، و از روحی که برتوست گرفته، بر ایشان خواهم نهاد تا با تومتحمل بار این قوم باشند و تو به تنهایی متحمل آن نباشی. bible_en_fa Whence should I have flesh to give unto all this people? for they weep unto me, saying, Give us flesh, that we may eat. «و قوم را بگو که برای فردا خود را تقدیس نمایید تا گوشت بخورید، چونکه در گوش خداوند گریان شده، گفتید، کیست که ما را گوشت بخوراند! زیرا که در مصر ما را خوش می‌گذشت! پس خداوند شما را گوشت خواهد داد تا بخورید. bible_en_fa I am not able to bear all this people alone, because it is too heavy for me. نه یک روز و نه دو روز خواهیدخورد، و نه پنج روز و نه ده روز و نه بیست روز، bible_en_fa And if thou deal thus with me, kill me, I pray thee, out of hand, if I have found favour in thy sight; and let me not see my wretchedness. بلکه یک ماه تمام تا از بینی شما بیرون آید ونزد شما مکروه شود، چونکه خداوند را که درمیان شماست رد نمودید، و به حضور وی گریان شده، گفتید، چرا از مصر بیرون آمدیم.» bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Gather unto me seventy men of the elders of Israel, whom thou knowest to be the elders of the people, and officers over them; and bring them unto the tabernacle of the congregation, that they may stand there with thee. موسی گفت: «قومی که من در میان ایشانم، ششصد هزار پیاده‌اند و تو گفتی ایشان را گوشت خواهم داد تا یک ماه تمام بخورند. bible_en_fa And I will come down and talk with thee there: and I will take of the spirit which is upon thee, and will put it upon them; and they shall bear the burden of the people with thee, that thou bear it not thyself alone. آیا گله‌ها ورمه‌ها برای ایشان کشته شود تا برای ایشان کفایت کند؟ یا همه ماهیان دریا برای ایشان جمع شوند تا برای ایشان کفایت کند؟» bible_en_fa And say thou unto the people, Sanctify yourselves against to morrow, and ye shall eat flesh: for ye have wept in the ears of the LORD, saying, Who shall give us flesh to eat? for it was well with us in Egypt: therefore the LORD will give you flesh, and ye shall eat. خداوند موسی را گفت: «آیا دست خداوندکوتاه شده است؟ الان خواهی دید که کلام من برتو واقع می‌شود یا نه.» bible_en_fa Ye shall not eat one day, nor two days, nor five days, neither ten days, nor twenty days; پس موسی بیرون آمده، سخنان خداوند رابه قوم گفت، و هفتاد نفر از مشایخ قوم را جمع کرده، ایشان را به اطراف خیمه برپا داشت. bible_en_fa But even a whole month, until it come out at your nostrils, and it be loathsome unto you: because that ye have despised the LORD which is among you, and have wept before him, saying, Why came we forth out of Egypt? وخداوند در ابر نازل شده، با وی تکلم نمود، و ازروحی که بر وی بود، گرفته، بر آن هفتاد نفرمشایخ نهاد و چون روح بر ایشان قرار گرفت، نبوت کردند، لیکن مزید نکردند. bible_en_fa And Moses said, The people, among whom I am, are six hundred thousand footmen; and thou hast said, I will give them flesh, that they may eat a whole month. اما دو نفر در لشکرگاه باقی ماندند که نام یکی الداد بود و نام دیگری میداد، و روح بر ایشان نازل شد و نامهای ایشان در ثبت بود، لیکن نزدخیمه نیامده، در لشکرگاه نبوت کردند. bible_en_fa Shall the flocks and the herds be slain for them, to suffice them? or shall all the fish of the sea be gathered together for them, to suffice them? آنگاه جوانی دوید و به موسی خبر داده، گفت: «الداد ومیداد در لشکرگاه نبوت می‌کنند.» bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Is the LORD's hand waxed short? thou shalt see now whether my word shall come to pass unto thee or not. و یوشع بن نون خادم موسی که ازبرگزیدگان او بود، در جواب گفت: «ای آقایم موسی ایشان را منع نما!» bible_en_fa And Moses went out, and told the people the words of the LORD, and gathered the seventy men of the elders of the people, and set them round about the tabernacle. موسی وی را گفت: «آیا تو برای من حسد می بری؟ کاشکه تمامی قوم خداوند نبی می‌بودندو خداوند روح خود را بر ایشان افاضه می‌نمود!» bible_en_fa And the LORD came down in a cloud, and spake unto him, and took of the spirit that was upon him, and gave it unto the seventy elders: and it came to pass, that, when the spirit rested upon them, they prophesied, and did not cease. پس موسی با مشایخ اسرائیل به لشکرگاه آمدند. bible_en_fa But there remained two of the men in the camp, the name of the one was Eldad, and the name of the other Medad: and the spirit rested upon them; and they were of them that were written, but went not out unto the tabernacle: and they prophesied in the camp. و بادی از جانب خداوند وزیده، سلوی رااز دریا برآورد و آنها را به اطراف لشکرگاه تخمین یک روز راه به این طرف و یک روز راه به آن طرف پراکنده ساخت، و قریب به دو ذراع از روی زمین بالا بودند. bible_en_fa And there ran a young man, and told Moses, and said, Eldad and Medad do prophesy in the camp. و قوم برخاسته تمام آن روز و تمام آن شب و تمام روز دیگر سلوی را جمع کردند وآنکه کمتر یافته بود، ده حومر جمع کرده بود، وآنها را به اطراف اردو برای خود پهن کردند. bible_en_fa And Joshua the son of Nun, the servant of Moses, one of his young men, answered and said, My lord Moses, forbid them. وگوشت هنوز در میان دندان ایشان می‌بود پیش ازآنکه خاییده شود، که غضب خداوند بر ایشان افروخته شده خداوند قوم را به بلای بسیارسخت مبتلا ساخت. bible_en_fa And Moses said unto him, Enviest thou for my sake? would God that all the LORD's people were prophets, and that the LORD would put his spirit upon them! و آن مکان را قبروت هتاوه نامیدند، زیرا قومی را که شهوت‌پرست شدند، در آنجا دفن کردند.و قوم از قبروت هتاوه به حضیروت کوچ کرده، در حضیروت توقف نمودند. bible_en_fa And Moses gat him into the camp, he and the elders of Israel. و قوم از قبروت هتاوه به حضیروت کوچ کرده، در حضیروت توقف نمودند. bible_en_fa And there went forth a wind from the LORD, and brought quails from the sea, and let them fall by the camp, as it were a day's journey on this side, and as it were a day's journey on the other side, round about the camp, and as it were two cubits high upon the face of the earth. و مریم و هارون درباره زن حبشی که موسی گرفته بود، بر او شکایت آوردند، زیرا زن حبشی گرفته بود. bible_en_fa And the people stood up all that day, and all that night, and all the next day, and they gathered the quails: he that gathered least gathered ten homers: and they spread them all abroad for themselves round about the camp. و گفتند: «آیا خداوندبا موسی به تنهایی تکلم نموده است، مگر به ما نیزتکلم ننموده؟» و خداوند این را شنید. bible_en_fa And while the flesh was yet between their teeth, ere it was chewed, the wrath of the LORD was kindled against the people, and the LORD smote the people with a very great plague. و موسی مرد بسیار حلیم بود، بیشتر از جمیع مردمانی که در روی زمینند. bible_en_fa And he called the name of that place Kibroth-hattaavah: because there they buried the people that lusted. در ساعت خداوند به موسی و هارون و مریم گفت: «شما هر سه نزد خیمه اجتماع بیرون آیید.» و هر سه بیرون آمدند. bible_en_fa And the people journeyed from Kibroth-hattaavah unto Hazeroth; and abode at Hazeroth. و خداوند در ستون ابرنازل شده، به در خیمه ایستاد، و هارون و مریم راخوانده، ایشان هر دو بیرون آمدند. bible_en_fa And Miriam and Aaron spake against Moses because of the Ethiopian woman whom he had married: for he had married an Ethiopian woman. و او گفت: «الان سخنان مرا بشنوید: اگر در میان شما نبی‌ای باشد، من که یهوه هستم، خود را در رویا بر اوظاهر می‌کنم و در خواب به او سخن می‌گویم. bible_en_fa And they said, Hath the LORD indeed spoken only by Moses? hath he not spoken also by us? And the LORD heard it. اما بنده من موسی چنین نیست. او در تمامی خانه من امین است. bible_en_fa (Now the man Moses was very meek, above all the men which were upon the face of the earth.) با وی روبرو و آشکارا و نه در رمزها سخن می‌گویم، و شبیه خداوند رامعاینه می‌بیند، پس چرا نترسیدید که بر بنده من موسی شکایت آوردید؟» bible_en_fa And the LORD spake suddenly unto Moses, and unto Aaron, and unto Miriam, Come out ye three unto the tabernacle of the congregation. And they three came out. و غضب خداوند برایشان افروخته شده، برفت. bible_en_fa And the LORD came down in the pillar of the cloud, and stood in the door of the tabernacle, and called Aaron and Miriam: and they both came forth. و چون ابر از روی خیمه برخاست، اینک مریم مثل برف مبروص بود، و هارون بر مریم نگاه کرد و اینک مبروص بود. bible_en_fa And he said, Hear now my words: If there be a prophet among you, I the LORD will make myself known unto him in a vision, and will speak unto him in a dream. و هارون به موسی گفت: «وای‌ای آقایم بار این گناه را بر ما مگذار زیرا که حماقت کرده، گناه ورزیده‌ایم. bible_en_fa My servant Moses is not so, who is faithful in all mine house. و او مثل میته‌ای نباشد که چون از رحم مادرش بیرون آید، نصف بدنش پوسیده باشد.» bible_en_fa With him will I speak mouth to mouth, even apparently, and not in dark speeches; and the similitude of the LORD shall he behold: wherefore then were ye not afraid to speak against my servant Moses? پس موسی نزد خداوند استغاثه کرده، گفت: «ای خدا او را شفا بده!» bible_en_fa And the anger of the LORD was kindled against them; and he departed. خداوند به موسی گفت: «اگر پدرش به روی وی فقط آب دهان می‌انداخت، آیا هفت روز خجل نمی شد؟ پس هفت روز بیرون لشکرگاه محبوس بشود، وبعد از آن داخل شود.» bible_en_fa And the cloud departed from off the tabernacle; and, behold, Miriam became leprous, white as snow: and Aaron looked upon Miriam, and, behold, she was leprous. پس مریم هفت روزبیرون لشکرگاه محبوس ماند، و تا داخل شدن مریم، قوم کوچ نکردند.و بعد از آن، قوم از حضیروت کوچ کرده، در صحرای فاران اردو زدند. bible_en_fa And Aaron said unto Moses, Alas, my lord, I beseech thee, lay not the sin upon us, wherein we have done foolishly, and wherein we have sinned. و بعد از آن، قوم از حضیروت کوچ کرده، در صحرای فاران اردو زدند. bible_en_fa Let her not be as one dead, of whom the flesh is half consumed when he cometh out of his mother's womb. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And Moses cried unto the LORD, saying, Heal her now, O God, I beseech thee. «کسان بفرست تا زمین کنعان را که به بنی‌اسرائیل دادم، جاسوسی کنند؛ یک نفر را ازهر سبط آبای ایشان که هرکدام در میان ایشان سرور باشد، بفرستید.» bible_en_fa And the LORD said unto Moses, If her father had but spit in her face, should she not be ashamed seven days? let her be shut out from the camp seven days, and after that let her be received in again. پس موسی به فرمان خداوند، ایشان را ازصحرای فاران فرستاد، و همه ایشان از روسای بنی‌اسرائیل بودند. bible_en_fa And Miriam was shut out from the camp seven days: and the people journeyed not till Miriam was brought in again. و نامهای ایشان اینهاست: ازسبط روبین، شموع بن زکور. bible_en_fa And afterward the people removed from Hazeroth, and pitched in the wilderness of Paran. از سبط شمعون، شافاط بن حوری. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, از سبط یهودا، کالیب بن یفنه. bible_en_fa Send thou men, that they may search the land of Canaan, which I give unto the children of Israel: of every tribe of their fathers shall ye send a man, every one a ruler among them. از سبط یساکار، یجال بن یوسف. bible_en_fa And Moses by the commandment of the LORD sent them from the wilderness of Paran: all those men were heads of the children of Israel. از سبطافرایم، هوشع بن نون. bible_en_fa And these were their names: of the tribe of Reuben, Shammua the son of Zaccur. از سبط بنیامین، فلطی بن رافو. bible_en_fa Of the tribe of Simeon, Shaphat the son of Hori. از سبط زبولون، جدیئیل بن سودی. bible_en_fa Of the tribe of Judah, Caleb the son of Jephunneh. ازسبط یوسف از سبط بنی منسی، جدی بن سوسی. bible_en_fa Of the tribe of Issachar, Igal the son of Joseph. از سبط دان، عمیئیل بن جملی. bible_en_fa Of the tribe of Ephraim, Oshea the son of Nun. از سبطاشیر، ستور بن میکائیل. bible_en_fa Of the tribe of Benjamin, Palti the son of Raphu. از سبط نفتالی، نحبی بن وفسی. bible_en_fa Of the tribe of Zebulun, Gaddiel the son of Sodi. از سبط جاد، جاوئیل بن ماکی. bible_en_fa Of the tribe of Joseph, namely, of the tribe of Manasseh, Gaddi the son of Susi. این است نامهای کسانی که موسی برای جاسوسی زمین فرستاد، و موسی هوشع بن نون رایهوشوع نام نهاد. bible_en_fa Of the tribe of Dan, Ammiel the son of Gemalli. و موسی ایشان را برای جاسوسی زمین کنعان فرستاده، به ایشان گفت: «از اینجا به جنوب رفته، به کوهستان برآیید. bible_en_fa Of the tribe of Asher, Sethur the son of Michael. و زمین را ببینید که چگونه است و مردم را که در آن ساکنند که قوی‌اند یا ضعیف، قلیل‌اند یا کثیر. bible_en_fa Of the tribe of Naphtali, Nahbi the son of Vophsi. و زمینی که در آن ساکنند چگونه است، نیک یا بد؟ و در چه قسم شهرها ساکنند، در چادرها یا در قلعه‌ها؟ bible_en_fa Of the tribe of Gad, Geuel the son of Machi. و چگونه است زمین، چرب یا لاغر؟ درخت دارد یا نه؟ پس قوی‌دل شده، از میوه زمین بیاورید.» و آن وقت موسم نوبر انگور بود. bible_en_fa These are the names of the men which Moses sent to spy out the land. And Moses called Oshea the son of Nun Jehoshua. پس رفته زمین را از بیابان سین تا رحوب، نزد مدخل حمات جاسوسی کردند. bible_en_fa And Moses sent them to spy out the land of Canaan, and said unto them, Get you up this way southward, and go up into the mountain: و به جنوب رفته، به حبرون رسیدند، و اخیمان وشیشای و تلمای بنی عناق در آنجا بودند، اماحبرون هفت سال قبل از صوعن مصر بنا شده بود. bible_en_fa And see the land, what it is; and the people that dwelleth therein, whether they be strong or weak, few or many; و به وادی اشکول آمدند، و شاخه‌ای با یک خوشه انگور بریده، آن را بر چوب دستی، میان دونفر با قدری از انار و انجیر برداشته، آوردند. bible_en_fa And what the land is that they dwell in, whether it be good or bad; and what cities they be that they dwell in, whether in tents, or in strong holds; وآن مکان به‌سبب خوشه انگور که بنی‌اسرائیل ازآنجا بریده بودند، به وادی اشکول نامیده شد. bible_en_fa And what the land is, whether it be fat or lean, whether there be wood therein, or not. And be ye of good courage, and bring of the fruit of the land. Now the time was the time of the firstripe grapes. و بعد از چهل روز، از جاسوسی زمین برگشتند. bible_en_fa So they went up, and searched the land from the wilderness of Zin unto Rehob, as men come to Hamath. و روانه شده، نزد موسی و هارون وتمامی جماعت بنی‌اسرائیل به قادش در بیابان فاران رسیدند، و برای ایشان و برای تمامی جماعت خبر‌آوردند، و میوه زمین را به ایشان نشان دادند. bible_en_fa And they ascended by the south, and came unto Hebron; where Ahiman, Sheshai, and Talmai, the children of Anak, were. (Now Hebron was built seven years before Zoan in Egypt.) و برای او حکایت کرده، گفتند: «به زمینی که ما را فرستادی رفتیم، و به درستی که به شیر و شهد جاریست، و میوه‌اش این است. bible_en_fa And they came unto the brook of Eshcol, and cut down from thence a branch with one cluster of grapes, and they bare it between two upon a staff; and they brought of the pomegranates, and of the figs. لیکن مردمانی که در زمین ساکنند زورآورند، وشهرهایش حصاردار و بسیار عظیم، و بنی عناق رانیز در آنجا دیدیم. bible_en_fa The place was called the brook Eshcol, because of the cluster of grapes which the children of Israel cut down from thence. و عمالقه در زمین جنوب ساکنند، و حتیان و یبوسیان و اموریان درکوهستان سکونت دارند. و کنعانیان نزد دریا و برکناره اردن ساکنند.» bible_en_fa And they returned from searching of the land after forty days. و کالیب قوم را پیش موسی خاموش ساخته، گفت: «فی الفور برویم و آن را در تصرف آریم، زیرا که می‌توانیم بر آن غالب شویم.» bible_en_fa And they went and came to Moses, and to Aaron, and to all the congregation of the children of Israel, unto the wilderness of Paran, to Kadesh; and brought back word unto them, and unto all the congregation, and shewed them the fruit of the land. اماآن کسانی که با وی رفته بودند، گفتند: «نمی توانیم با این قوم مقابله نماییم زیرا که ایشان از ماقوی ترند.» bible_en_fa And they told him, and said, We came unto the land whither thou sentest us, and surely it floweth with milk and honey; and this is the fruit of it. و درباره زمینی که آن را جاسوسی کرده بودند، خبر بد نزد بنی‌اسرائیل آورده، گفتند: «زمینی که برای جاسوسی آن از آن گذشتیم زمینی است که ساکنان خود را می‌خورد، و تمامی قومی که در آن دیدیم، مردان بلند قدبودند.و در آنجا جباران بنی عناق را دیدیم که اولاد جبارانند، و ما در نظر خود مثل ملخ بودیم وهمچنین در نظر ایشان می‌نمودیم.» bible_en_fa Nevertheless the people be strong that dwell in the land, and the cities are walled, and very great: and moreover we saw the children of Anak there. و در آنجا جباران بنی عناق را دیدیم که اولاد جبارانند، و ما در نظر خود مثل ملخ بودیم وهمچنین در نظر ایشان می‌نمودیم.» bible_en_fa The Amalekites dwell in the land of the south: and the Hittites, and the Jebusites, and the Amorites, dwell in the mountains: and the Canaanites dwell by the sea, and by the coast of Jordan. و تمامی جماعت آواز خود را بلندکرده، فریاد نمودند. و قوم در آن شب می‌گریستند. bible_en_fa And Caleb stilled the people before Moses, and said, Let us go up at once, and possess it; for we are well able to overcome it. و جمیع بنی‌اسرائیل بر موسی وهارون همهمه کردند، و تمامی جماعت به ایشان گفتند: «کاش که در زمین مصر می‌مردیم یا در این صحرا وفات می‌یافتیم! bible_en_fa But the men that went up with him said, We be not able to go up against the people; for they are stronger than we. و چرا خداوند ما را به این زمین می‌آورد تا به دم شمشیر بیفتیم، و زنان واطفال ما به یغما برده شوند، آیا برگشتن به مصربرای ما بهتر نیست؟» bible_en_fa And they brought up an evil report of the land which they had searched unto the children of Israel, saying, The land, through which we have gone to search it, is a land that eateth up the inhabitants thereof; and all the people that we saw in it are men of a great stature. و به یکدیگر گفتند: «سرداری برای خود مقرر کرده، به مصربرگردیم.» bible_en_fa And there we saw the giants, the sons of Anak, which come of the giants: and we were in our own sight as grasshoppers, and so we were in their sight. پس موسی و هارون به حضور تمامی گروه جماعت بنی‌اسرائیل به رو افتادند. bible_en_fa And all the congregation lifted up their voice, and cried; and the people wept that night. و یوشع بن نون و کالیب بن یفنه که از جاسوسان زمین بودند، رخت خود را دریدند. bible_en_fa And all the children of Israel murmured against Moses and against Aaron: and the whole congregation said unto them, Would God that we had died in the land of Egypt! or would God we had died in this wilderness! و تمامی جماعت بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، گفتند: «زمینی که برای جاسوسی آن از آن عبور نمودیم، زمین بسیار بسیار خوبیست. bible_en_fa And wherefore hath the LORD brought us unto this land, to fall by the sword, that our wives and our children should be a prey? were it not better for us to return into Egypt? اگر خداوند از ما راضی است ما را به این زمین آورده، آن را به ما خواهدبخشید، زمینی که به شیر و شهد جاری است. bible_en_fa And they said one to another, Let us make a captain, and let us return into Egypt. زنهار از خداوند متمرد نشوید، و از اهل زمین ترسان مباشید، زیراکه ایشان خوراک ما هستند، سایه ایشان از ایشان گذشته است، و خداوند با ماست، از ایشان مترسید.» bible_en_fa Then Moses and Aaron fell on their faces before all the assembly of the congregation of the children of Israel. لیکن تمامی جماعت گفتند که باید ایشان را سنگسار کنند. آنگاه جلال خداوند در خیمه اجتماع بر تمامی بنی‌اسرائیل ظاهر شد. bible_en_fa And Joshua the son of Nun, and Caleb the son of Jephunneh, which were of them that searched the land, rent their clothes: وخداوند به موسی گفت: «تا به کی این قوم مرااهانت نمایند؟ و تا به کی با وجود همه آیاتی که در میان ایشان نمودم، به من ایمان نیاورند؟ bible_en_fa And they spake unto all the company of the children of Israel, saying, The land, which we passed through to search it, is an exceeding good land. ایشان را به وبا مبتلا ساخته، هلاک می‌کنم و ازتو قومی بزرگ و عظیم تر از ایشان خواهم ساخت.» bible_en_fa If the LORD delight in us, then he will bring us into this land, and give it us; a land which floweth with milk and honey. موسی به خداوند گفت: «آنگاه مصریان خواهند شنید، زیراکه این قوم را به قدرت خود ازمیان ایشان بیرون آوردی. bible_en_fa Only rebel not ye against the LORD, neither fear ye the people of the land; for they are bread for us: their defence is departed from them, and the LORD is with us: fear them not. و به ساکنان این زمین خبر خواهند داد و ایشان شنیده‌اند که تو‌ای خداوند، در میان این قوم هستی، زیراکه تو‌ای خداوند، معاینه دیده می‌شوی، و ابر تو بر ایشان قایم است، و تو پیش روی ایشان روز در ستون ابرو شب در ستون آتش می‌خرامی. bible_en_fa But all the congregation bade stone them with stones. And the glory of the LORD appeared in the tabernacle of the congregation before all the children of Israel. پس اگر این قوم را مثل شخص واحد بکشی، طوایفی که آوازه تو را شنیده‌اند، خواهند گفت: bible_en_fa And the LORD said unto Moses, How long will this people provoke me? and how long will it be ere they believe me, for all the signs which I have shewed among them? چون که خداوند نتوانست این قوم را به زمینی که برای ایشان قسم خورده بود درآورد از این سبب ایشان را در صحرا کشت. bible_en_fa I will smite them with the pestilence, and disinherit them, and will make of thee a greater nation and mightier than they. پس الان قدرت خداوندعظیم بشود، چنانکه گفته بودی bible_en_fa And Moses said unto the LORD, Then the Egyptians shall hear it, (for thou broughtest up this people in thy might from among them;) که یهوه دیرخشم و بسیار رحیم و آمرزنده گناه و عصیان است، لیکن مجرم را هرگز بی‌سزا نخواهدگذاشت بلکه عقوبت گناه پدران را بر پسران تاپشت سوم و چهارم می‌رساند. bible_en_fa And they will tell it to the inhabitants of this land: for they have heard that thou LORD art among this people, that thou LORD art seen face to face, and that thy cloud standeth over them, and that thou goest before them, by day time in a pillar of a cloud, and in a pillar of fire by night. پس گناه این قوم را برحسب عظمت رحمت خود بیامرز، چنانکه این قوم را از مصر تا اینجا آمرزیده‌ای.» bible_en_fa Now if thou shalt kill all this people as one man, then the nations which have heard the fame of thee will speak, saying, و خداوند گفت: «برحسب کلام توآمرزیدم. bible_en_fa Because the LORD was not able to bring this people into the land which he sware unto them, therefore he hath slain them in the wilderness. لیکن به حیات خودم قسم که تمامی زمین از جلال یهوه پر خواهد شد. bible_en_fa And now, I beseech thee, let the power of my Lord be great, according as thou hast spoken, saying, چونکه جمیع مردانی که جلال و آیات مرا که در مصر وبیابان نمودم دیدند، مرا ده مرتبه امتحان کرده، آواز مرا نشنیدند. bible_en_fa The LORD is longsuffering, and of great mercy, forgiving iniquity and transgression, and by no means clearing the guilty, visiting the iniquity of the fathers upon the children unto the third and fourth generation. به درستی که ایشان زمینی راکه برای پدران ایشان قسم خوردم، نخواهند دید، و هرکه مرا اهانت کرده باشد، آن را نخواهد دید. bible_en_fa Pardon, I beseech thee, the iniquity of this people according unto the greatness of thy mercy, and as thou hast forgiven this people, from Egypt even until now. لیکن بنده من کالیب چونکه روح دیگر داشت ومرا تمام اطاعت نمود، او را به زمینی که رفته بودداخل خواهم ساخت، و ذریت او وارث آن خواهند شد. bible_en_fa And the LORD said, I have pardoned according to thy word: و چونکه عمالیقیان و کنعانیان دروادی ساکنند، فردا رو گردانیده، از راه بحر قلزم به صحرا کوچ کنید.» bible_en_fa But as truly as I live, all the earth shall be filled with the glory of the LORD. و خداوند موسی و هارون را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa Because all those men which have seen my glory, and my miracles, which I did in Egypt and in the wilderness, and have tempted me now these ten times, and have not hearkened to my voice; «تا به کی این جماعت شریر را که بر من همهمه می‌کنند متحمل بشوم؟ همهمه بنی‌اسرائیل را که بر من همهمه می‌کنند، شنیدم. bible_en_fa Surely they shall not see the land which I sware unto their fathers, neither shall any of them that provoked me see it: به ایشان بگو خداوند می‌گوید: به حیات خودم قسم که چنانکه شما در گوش من گفتید، همچنان با شما عمل خواهم نمود. bible_en_fa But my servant Caleb, because he had another spirit with him, and hath followed me fully, him will I bring into the land whereinto he went; and his seed shall possess it. لاشه های شما دراین صحرا خواهد افتاد، و جمیع شمرده شدگان شما برحسب تمامی عدد شما، از بیست ساله وبالاتر که بر من همهمه کرده‌اید. bible_en_fa (Now the Amalekites and the Canaanites dwelt in the valley.) To morrow turn you, and get you into the wilderness by the way of the Red sea. شما به زمینی که درباره آن دست خود را بلند کردم که شما را درآن ساکن گردانم، هرگز داخل نخواهید شد، مگرکالیب بن یفنه و یوشع بن نون. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses and unto Aaron, saying, اما اطفال شما که درباره آنها گفتید که به یغما برده خواهند شد، ایشان را داخل خواهم کرد و ایشان زمینی را که شما رد کردید، خواهند دانست. bible_en_fa How long shall I bear with this evil congregation, which murmur against me? I have heard the murmurings of the children of Israel, which they murmur against me. لیکن لاشه های شما در این صحرا خواهد افتاد. bible_en_fa Say unto them, As truly as I live, saith the LORD, as ye have spoken in mine ears, so will I do to you: وپسران شما در این صحرا چهل سال آواره بوده، بار زناکاری شما را متحمل خواهند شد، تالاشه های شما در صحرا تلف شود. bible_en_fa Your carcases shall fall in this wilderness; and all that were numbered of you, according to your whole number, from twenty years old and upward, which have murmured against me, برحسب شماره روزهایی که زمین را جاسوسی می‌کردید، یعنی چهل روز. یک سال به عوض هر روز، بارگناهان خود را چهل سال متحمل خواهید شد، ومخالفت مرا خواهید دانست. bible_en_fa Doubtless ye shall not come into the land, concerning which I sware to make you dwell therein, save Caleb the son of Jephunneh, and Joshua the son of Nun. من که یهوه هستم، گفتم که البته این را به تمامی این جماعت شریر که به ضد من جمع شده‌اند خواهم کرد، ودر این صحرا تلف شده، در اینجا خواهند مرد.» bible_en_fa But your little ones, which ye said should be a prey, them will I bring in, and they shall know the land which ye have despised. و اما آن کسانی که موسی برای جاسوسی زمین فرستاده بود. و ایشان چون برگشتند خبر بددرباره زمین آورده، تمام جماعت را از او گله‌مندساختند. bible_en_fa But as for you, your carcases, they shall fall in this wilderness. آن کسانی که این خبر بد را درباره زمین آورده بودند، به حضور خداوند از وبامردند. bible_en_fa And your children shall wander in the wilderness forty years, and bear your whoredoms, until your carcases be wasted in the wilderness. اما یوشع بن نون و کالیب بن یفنه ازجمله آنانی که برای جاسوسی زمین رفته بودند، زنده ماندند. bible_en_fa After the number of the days in which ye searched the land, even forty days, each day for a year, shall ye bear your iniquities, even forty years, and ye shall know my breach of promise. و چون موسی این سخنان را به جمیع بنی‌اسرائیل گفت، قوم بسیار گریستند. bible_en_fa I the LORD have said, I will surely do it unto all this evil congregation, that are gathered together against me: in this wilderness they shall be consumed, and there they shall die. وبامدادان به زودی برخاسته، به‌سر کوه برآمده، گفتند: «اینک حاضریم و به مکانی که خداوندوعده داده است می‌رویم، زیرا گناه کرده‌ایم.» bible_en_fa And the men, which Moses sent to search the land, who returned, and made all the congregation to murmur against him, by bringing up a slander upon the land, موسی گفت: «چرا از فرمان خداوند تجاوزمی نمایید؟ لیکن این کار به کام نخواهد شد! bible_en_fa Even those men that did bring up the evil report upon the land, died by the plague before the LORD. مروید زیرا خداوند در میان شما نیست، مبادااز پیش دشمنان خود منهزم شوید. bible_en_fa But Joshua the son of Nun, and Caleb the son of Jephunneh, which were of the men that went to search the land, lived still. زیراعمالیقیان و کنعانیان آنجا پیش روی شما هستند، پس به شمشیر خواهید افتاد، و چونکه از پیروی خداوند روگردانیده‌اید، لهذا خداوند با شمانخواهد بود.» bible_en_fa And Moses told these sayings unto all the children of Israel: and the people mourned greatly. لیکن ایشان از راه تکبر به‌سر کوه رفتند، اماتابوت عهد خداوند و موسی از میان لشکرگاه بیرون نرفتند.آنگاه عمالیقیان و کنعانیان که درآن کوهستان ساکن بودند فرودآمده، ایشان رازدند و تا حرما منهزم ساختند. bible_en_fa And they rose up early in the morning, and gat them up into the top of the mountain, saying, Lo, we be here, and will go up unto the place which the LORD hath promised: for we have sinned. آنگاه عمالیقیان و کنعانیان که درآن کوهستان ساکن بودند فرودآمده، ایشان رازدند و تا حرما منهزم ساختند. bible_en_fa And Moses said, Wherefore now do ye transgress the commandment of the LORD? but it shall not prosper. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa Go not up, for the LORD is not among you; that ye be not smitten before your enemies. «بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، به ایشان بگو: چون به زمین سکونت خود که من آن را به شما می‌دهم داخل شوید، bible_en_fa For the Amalekites and the Canaanites are there before you, and ye shall fall by the sword: because ye are turned away from the LORD, therefore the LORD will not be with you. و می‌خواهیدهدیه آتشین برای خداوند بگذرانید، چه قربانی سوختنی و چه ذبیحه وفای نذر، یا برای نافله یادر عیدهای خود، برای گذرانیدن هدیه خوشبوبجهت خداوند، خواه از رمه و خواه از گله، bible_en_fa But they presumed to go up unto the hill top: nevertheless the ark of the covenant of the LORD, and Moses, departed not out of the camp. آنگاه کسی‌که هدیه خود را می‌گذراند، برای هدیه آردی یک عشر ایفه آرد نرم مخلوط شده بایک ربع هین روغن بجهت خداوند بگذراند. bible_en_fa Then the Amalekites came down, and the Canaanites which dwelt in that hill, and smote them, and discomfited them, even unto Hormah. وبرای هدیه ریختنی یک ربع هین شراب با قربانی سوختنی یا برای ذبیحه بجهت هر بره حاضرکن. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, «یا بجهت قوچ برای هدیه آردی دو عشرایفه آرد نرم مخلوط شده با یک ثلث هین روغن حاضرکن. bible_en_fa Speak unto the children of Israel, and say unto them, When ye be come into the land of your habitations, which I give unto you, و بجهت هدیه ریختنی یک ثلث هین شراب برای خوشبویی بجهت خداوندحاضرکن. bible_en_fa And will make an offering by fire unto the LORD, a burnt offering, or a sacrifice in performing a vow, or in a freewill offering, or in your solemn feasts, to make a sweet savour unto the LORD, of the herd, or of the flock: «و چون گاوی برای قربانی سوختنی یاذبیحه‌ای برای ادای نذر یا برای ذبیحه سلامتی بجهت خداوند حاضر می‌کنی، bible_en_fa Then shall he that offereth his offering unto the LORD bring a meat offering of a tenth deal of flour mingled with the fourth part of an hin of oil. آنگاه بجهت هدیه آردی، سه عشر آرد نرم مخلوط شده بانصف هین روغن با گاو بگذراند. bible_en_fa And the fourth part of an hin of wine for a drink offering shalt thou prepare with the burnt offering or sacrifice, for one lamb. و برای هدیه ریختنی نصف هین شراب بگذران تا هدیه آتشین خوشبو برای خداوند بشود. bible_en_fa Or for a ram, thou shalt prepare for a meat offering two tenth deals of flour mingled with the third part of an hin of oil. «همچنین برای هر گاو و برای هر قوچ وبرای هر بره نرینه و هر بزغاله کرده شود. bible_en_fa And for a drink offering thou shalt offer the third part of an hin of wine, for a sweet savour unto the LORD. برحسب شماره‌ای که حاضر کنید بدین قسم برای هریک، موافق شماره آنها عمل نمایید. bible_en_fa And when thou preparest a bullock for a burnt offering, or for a sacrifice in performing a vow, or peace offerings unto the LORD: «هر متوطن چون هدیه آتشین خوشبو برای خداوند می‌گذراند، این اوامر را به اینطور بجابیاورد. bible_en_fa Then shall he bring with a bullock a meat offering of three tenth deals of flour mingled with half an hin of oil. و اگر غریبی که در میان شما ماواگزیند، هرکه در قرنهای شما در میان شما باشد، می‌خواهد هدیه آتشین خوشبو برای خداوندبگذراند، به نوعی که شما عمل می‌نمایید، او نیزعمل نماید. bible_en_fa And thou shalt bring for a drink offering half an hin of wine, for an offering made by fire, of a sweet savour unto the LORD. برای شما که اهل جماعت هستیدو برای غریبی که نزد شما ماوا گزیند یک فریضه باشد، فریضه ابدی در نسلهای شما؛ مثل شما به حضور خداوند مثل غریب است. bible_en_fa Thus shall it be done for one bullock, or for one ram, or for a lamb, or a kid. یک قانون ویک حکم برای شما و برای غریبی که در میان شما ماوا گزیند، خواهد بود.» bible_en_fa According to the number that ye shall prepare, so shall ye do to every one according to their number. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa All that are born of the country shall do these things after this manner, in offering an offering made by fire, of a sweet savour unto the LORD. «بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، به ایشان بگو: چون به زمینی که من شما را در آن درمی آورم داخل شوید، bible_en_fa And if a stranger sojourn with you, or whosoever be among you in your generations, and will offer an offering made by fire, of a sweet savour unto the LORD; as ye do, so he shall do. و از محصول زمین بخورید، آنگاه هدیه افراشتنی برای خداوند بگذرانید. bible_en_fa One ordinance shall be both for you of the congregation, and also for the stranger that sojourneth with you, an ordinance for ever in your generations: as ye are, so shall the stranger be before the LORD. از خمیر اول خود گرده‌ای بجهت هدیه افراشتنی بگذرانید؛ مثل هدیه افراشتنی خرمن، همچنان آن را بگذرانید. bible_en_fa One law and one manner shall be for you, and for the stranger that sojourneth with you. از خمیر اول خود، هدیه افراشتنی در قرنهای خود برای خداوند بگذرانید. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, «و هرگاه سهو خطا کرده، جمیع این اوامررا که خداوند به موسی گفته است، بجا نیاورده باشید، bible_en_fa Speak unto the children of Israel, and say unto them, When ye come into the land whither I bring you, یعنی هرچه خداوند به واسطه موسی شما را امر فرمود، از روزی که خداوند امر فرمودو از آن به بعد در قرنهای شما. bible_en_fa Then it shall be, that, when ye eat of the bread of the land, ye shall offer up an heave offering unto the LORD. پس اگر این کارسهو و بدون اطلاع جماعت کرده شد، آنگاه تمامی جماعت یک گاو جوان برای قربانی سوختنی و خوشبویی بجهت خداوند با هدیه آردی و هدیه ریختنی آن، موافق رسم بگذرانند، و یک بز نر بجهت قربانی گناه. bible_en_fa Ye shall offer up a cake of the first of your dough for an heave offering: as ye do the heave offering of the threshingfloor, so shall ye heave it. و کاهن برای تمامی جماعت بنی‌اسرائیل کفاره نماید، و ایشان آمرزیده خواهندشد، زیراکه آن کار سهو شده است، و ایشان قربانی خود را بجهت هدیه آتشین خداوند و قربانی گناه خود را بجهت سهوخویش، به حضور خداوند گذرانیده‌اند. bible_en_fa Of the first of your dough ye shall give unto the LORD an heave offering in your generations. وتمامی جماعت بنی‌اسرائیل و غریبی که در میان ایشان ساکن باشد، آمرزیده خواهند شد، زیراکه به تمامی جماعت سهو شده بود. bible_en_fa And if ye have erred, and not observed all these commandments, which the LORD hath spoken unto Moses, «و اگر یک نفر سهو خطا کرده باشد، آنگاه بز ماده‌یک ساله برای قربانی گناه بگذراند. bible_en_fa Even all that the LORD hath commanded you by the hand of Moses, from the day that the LORD commanded Moses, and henceforward among your generations; وکاهن بجهت آن کسی‌که سهو کرده است چونکه خطای او از نادانستگی بود، به حضور خداوندکفاره کند تا بجهت وی کفاره بشود و آمرزیده خواهد شد. bible_en_fa Then it shall be, if ought be committed by ignorance without the knowledge of the congregation, that all the congregation shall offer one young bullock for a burnt offering, for a sweet savour unto the LORD, with his meat offering, and his drink offering, according to the manner, and one kid of the goats for a sin offering. بجهت کسی‌که سهو خطا کند، خواه متوطنی از بنی‌اسرائیل و خواه غریبی که در میان ایشان ساکن باشد، یک قانون خواهدبود. bible_en_fa And the priest shall make an atonement for all the congregation of the children of Israel, and it shall be forgiven them; for it is ignorance: and they shall bring their offering, a sacrifice made by fire unto the LORD, and their sin offering before the LORD, for their ignorance: «و اما کسی‌که به‌دست بلند عمل نماید، چه متوطن و چه غریب، او به خداوند کفر کرده باشد، پس آن شخص از میان قوم خود منقطع خواهد شد. bible_en_fa And it shall be forgiven all the congregation of the children of Israel, and the stranger that sojourneth among them; seeing all the people were in ignorance. چونکه کلام خداوند را حقیرشمرده، حکم او را شکسته است، آن کس البته منقطع شود و گناهش بر وی خواهد بود.» bible_en_fa And if any soul sin through ignorance, then he shall bring a she goat of the first year for a sin offering. و چون بنی‌اسرائیل در صحرا بودند، کسی را یافتند که در روز سبت هیزم جمع می‌کرد. bible_en_fa And the priest shall make an atonement for the soul that sinneth ignorantly, when he sinneth by ignorance before the LORD, to make an atonement for him; and it shall be forgiven him. وکسانی که او را یافتند که هیزم جمع می‌کرد، او رانزد موسی و هارون و تمامی جماعت آوردند. bible_en_fa Ye shall have one law for him that sinneth through ignorance, both for him that is born among the children of Israel, and for the stranger that sojourneth among them. و او را در حبس نگاه داشتند، زیراکه اعلام نشده بود که با وی چه باید کرد. bible_en_fa But the soul that doeth ought presumptuously, whether he be born in the land, or a stranger, the same reproacheth the LORD; and that soul shall be cut off from among his people. و خداوند به موسی گفت: «این شخص البته کشته شود، تمامی جماعت او را بیرون از لشکرگاه با سنگها سنگسارکنند.» bible_en_fa Because he hath despised the word of the LORD, and hath broken his commandment, that soul shall utterly be cut off; his iniquity shall be upon him. پس تمامی جماعت او را بیرون ازلشکرگاه آورده، او را سنگسار کردند و بمرد، چنانکه خداوند به موسی‌امر کرده بود. bible_en_fa And while the children of Israel were in the wilderness, they found a man that gathered sticks upon the sabbath day. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And they that found him gathering sticks brought him unto Moses and Aaron, and unto all the congregation. «بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، به ایشان بگو که: برای خود بر گوشه های رخت خویش در قرنهای خود صیصیت بسازند و رشته لاجوردی بر هرگوشه صیصیت بگذارند. bible_en_fa And they put him in ward, because it was not declared what should be done to him. و بجهت شماصیصیت خواهد بود تا برآن بنگرید و تمام اوامرخداوند را بیاد آورده، بجا آورید، و در‌پی دلها وچشمان خود که شما در‌پی آنها زنا می‌کنید، منحرف نشوید. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, The man shall be surely put to death: all the congregation shall stone him with stones without the camp. تا تمامی اوامر مرا بیاد آورده، بجا آورید، و بجهت خدای خود مقدس باشید.من یهوه خدای شما هستم که شما را از زمین مصر بیرون آوردم تا خدای شما باشم. من یهوه خدای شما هستم.» bible_en_fa And all the congregation brought him without the camp, and stoned him with stones, and he died; as the LORD commanded Moses. من یهوه خدای شما هستم که شما را از زمین مصر بیرون آوردم تا خدای شما باشم. من یهوه خدای شما هستم.» bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و قورح بن یصهار بن قهات بن لاوی وداتان و ابیرام پسران الیاب و اون بن فالت پسران روبین (کسان ) گرفته، bible_en_fa Speak unto the children of Israel, and bid them that they make them fringes in the borders of their garments throughout their generations, and that they put upon the fringe of the borders a ribband of blue: با بعضی ازبنی‌اسرائیل، یعنی دویست و پنجاه نفر ازسروران جماعت که برگزیدگان شورا و مردان معروف بودند، به حضور موسی برخاستند. bible_en_fa And it shall be unto you for a fringe, that ye may look upon it, and remember all the commandments of the LORD, and do them; and that ye seek not after your own heart and your own eyes, after which ye use to go a whoring: و به مقابل موسی و هارون جمع شده، به ایشان گفتند: «شما از حد خود تجاوز می‌نمایید، زیرا تمامی جماعت هریک از ایشان مقدس‌اند، و خداوند درمیان ایشان است. پس چرا خویشتن را بر جماعت خداوند برمی افرازید؟» bible_en_fa That ye may remember, and do all my commandments, and be holy unto your God. و چون موسی این راشنید به روی خود درافتاد. bible_en_fa I am the LORD your God, which brought you out of the land of Egypt, to be your God: I am the LORD your God. و قورح و تمامی جمعیت او را خطاب کرده، گفت: «بامدادان خداوند نشان خواهد داد که چه کس از آن وی وچه کس مقدس است، و او را نزد خود خواهدآورد، و هرکه را برای خود برگزیده است، او رانزد خود خواهد آورد. bible_en_fa Now Korah, the son of Izhar, the son of Kohath, the son of Levi, and Dathan and Abiram, the sons of Eliab, and On, the son of Peleth, sons of Reuben, took men: این را بکنید که مجمرهابرای خود بگیرید، ای قورح و تمامی جمعیت تو. bible_en_fa And they rose up before Moses, with certain of the children of Israel, two hundred and fifty princes of the assembly, famous in the congregation, men of renown: و آتش در آنها گذارده، فردا به حضورخداوند بخور در آنها بریزید، و آن کس که خداوند برگزیده است، مقدس خواهد شد. ای پسران لاوی شما از حد خود تجاوز می‌نمایید!» bible_en_fa And they gathered themselves together against Moses and against Aaron, and said unto them, Ye take too much upon you, seeing all the congregation are holy, every one of them, and the LORD is among them: wherefore then lift ye up yourselves above the congregation of the LORD? و موسی به قورح گفت: «ای بنی لاوی بشنوید! bible_en_fa And when Moses heard it, he fell upon his face: آیا نزد شما کم است که خدای اسرائیل شما رااز جماعت اسرائیل ممتاز کرده است، تا شما رانزد خود بیاورد تا در مسکن خداوندخدمت نمایید، و به حضور جماعت برای خدمت ایشان بایستید؟ bible_en_fa And he spake unto Korah and unto all his company, saying, Even to morrow the LORD will shew who are his, and who is holy; and will cause him to come near unto him: even him whom he hath chosen will he cause to come near unto him. و تو را و جمیع برادرانت بنی لاوی رابا تو نزدیک آورد، و آیا کهانت را نیز می‌طلبید؟ bible_en_fa This do; Take you censers, Korah, and all his company; از این جهت تو و تمامی جمعیت تو به ضدخداوند جمع شده‌اید، و اما هارون چیست که براو همهمه می‌کنید؟» bible_en_fa And put fire therein, and put incense in them before the LORD to morrow: and it shall be that the man whom the LORD doth choose, he shall be holy: ye take too much upon you, ye sons of Levi. و موسی فرستاد تا داتان و ابیرام پسران الیاب را بخواند، و ایشان گفتند: «نمی آییم! bible_en_fa And Moses said unto Korah, Hear, I pray you, ye sons of Levi: آیاکم است که ما را از زمینی که به شیر و شهد جاری است، بیرون آوردی تا ما را در صحرا نیز هلاک سازی که می‌خواهی خود را بر ما حکمران سازی؟ bible_en_fa Seemeth it but a small thing unto you, that the God of Israel hath separated you from the congregation of Israel, to bring you near to himself to do the service of the tabernacle of the LORD, and to stand before the congregation to minister unto them? و ما را هم به زمینی که به شیر و شهدجاری است درنیاوردی و ملکیتی از مزرعه‌ها وتاکستانها به ما ندادی. آیا چشمان این مردمان رامی کنی؟ نخواهیم آمد!» bible_en_fa And he hath brought thee near to him, and all thy brethren the sons of Levi with thee: and seek ye the priesthood also? و موسی بسیار خشمناک شده، به خداوندگفت: «هدیه ایشان را منظور منما، یک خر ازایشان نگرفتم، و به یکی از ایشان زیان نرساندم.» bible_en_fa For which cause both thou and all thy company are gathered together against the LORD: and what is Aaron, that ye murmur against him? و موسی به قورح گفت: «تو با تمامی جمعیت خود فردا به حضور خداوند حاضر شوید، تو وایشان و هارون. bible_en_fa And Moses sent to call Dathan and Abiram, the sons of Eliab: which said, We will not come up: و هر کس مجمر خود راگرفته، بخور بر آنها بگذارد و شما هر کس مجمرخود، یعنی دویست و پنجاه مجمر به حضورخداوند بیاورید، تو نیز و هارون هر یک مجمرخود را بیاورید.» bible_en_fa Is it a small thing that thou hast brought us up out of a land that floweth with milk and honey, to kill us in the wilderness, except thou make thyself altogether a prince over us? پس هر کس مجمر خود راگرفته، و آتش در آنها نهاده، و بخور بر آنهاگذارده، نزد دروازه خیمه اجتماع، با موسی وهارون ایستادند. bible_en_fa Moreover thou hast not brought us into a land that floweth with milk and honey, or given us inheritance of fields and vineyards: wilt thou put out the eyes of these men? we will not come up. و قورح تمامی جماعت را به مقابل ایشان نزد در خیمه اجتماع جمع کرد، وجلال خداوند بر تمامی جماعت ظاهرشد. bible_en_fa And Moses was very wroth, and said unto the LORD, Respect not thou their offering: I have not taken one ass from them, neither have I hurt one of them. و خداوند موسی و هارون را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And Moses said unto Korah, Be thou and all thy company before the LORD, thou, and they, and Aaron, to morrow: «خود را از این جماعت دور کنید تاایشان را در لحظه‌ای هلاک کنم.» bible_en_fa And take every man his censer, and put incense in them, and bring ye before the LORD every man his censer, two hundred and fifty censers; thou also, and Aaron, each of you his censer. پس ایشان به روی در‌افتاده، گفتند: «ای خدا که خدای روحهای تمام بشر هستی، آیا یک نفر گناه ورزد وبر تمام جماعت غضبناک شوی؟» bible_en_fa And they took every man his censer, and put fire in them, and laid incense thereon, and stood in the door of the tabernacle of the congregation with Moses and Aaron. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And Korah gathered all the congregation against them unto the door of the tabernacle of the congregation: and the glory of the LORD appeared unto all the congregation. «جماعت را خطاب کرده، بگو از اطراف مسکن قورح و داتان و ابیرام دور شوید.» bible_en_fa And the LORD spake unto Moses and unto Aaron, saying, پس موسی برخاسته، نزد داتان و ابیرام رفت و مشایخ اسرائیل در عقب وی رفتند. bible_en_fa Separate yourselves from among this congregation, that I may consume them in a moment. و جماعت راخطاب کرده، گفت: «از نزد خیمه های این مردمان شریر دور شوید، و چیزی را که از آن ایشان است لمس منمایید، مبادا در همه گناهان ایشان هلاک شوید.» bible_en_fa And they fell upon their faces, and said, O God, the God of the spirits of all flesh, shall one man sin, and wilt thou be wroth with all the congregation? پس از اطراف مسکن قورح و داتان وابیرام دور شدند، و داتان و ابیرام بیرون آمده، بازنان و پسران و اطفال خود به در خیمه های خودایستادند. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و موسی گفت: «از این خواهیددانست که خداوند مرا فرستاده است تا همه این کارها را بکنم و به اراده من نبوده است. bible_en_fa Speak unto the congregation, saying, Get you up from about the tabernacle of Korah, Dathan, and Abiram. اگر این کسان مثل موت سایر بنی آدم بمیرند و اگر مثل وقایع جمیع بنی آدم بر ایشان واقع شود، خداوندمرا نفرستاده است. bible_en_fa And Moses rose up and went unto Dathan and Abiram; and the elders of Israel followed him. و اما اگر خداوند چیزتازه‌ای بنماید و زمین دهان خود را گشاده، ایشان را با جمیع مایملک ایشان ببلعد که به گور زنده فرود روند، آنگاه بدانید که این مردمان خداوند رااهانت نموده‌اند.» bible_en_fa And he spake unto the congregation, saying, Depart, I pray you, from the tents of these wicked men, and touch nothing of theirs, lest ye be consumed in all their sins. و چون از گفتن همه این سخنان فارغ شد، زمینی که زیر ایشان بود، شکافته شد. bible_en_fa So they gat up from the tabernacle of Korah, Dathan, and Abiram, on every side: and Dathan and Abiram came out, and stood in the door of their tents, and their wives, and their sons, and their little children. و زمین دهان خود را گشوده، ایشان را و خانه های ایشان و همه کسان را که تعلق به قورح داشتند، با تمامی اموال ایشان بلعید. bible_en_fa And Moses said, Hereby ye shall know that the LORD hath sent me to do all these works; for I have not done them of mine own mind. و ایشان با هرچه به ایشان تعلق داشت، زنده به گور فرورفتند، و زمین برایشان به هم آمد که از میان جماعت هلاک شدند. bible_en_fa If these men die the common death of all men, or if they be visited after the visitation of all men; then the LORD hath not sent me. و جمیع اسرائیلیان که به اطراف ایشان بودند، از نعره ایشان گریختند، زیرا گفتند مبادا زمین ما رانیز ببلعد. bible_en_fa But if the LORD make a new thing, and the earth open her mouth, and swallow them up, with all that appertain unto them, and they go down quick into the pit; then ye shall understand that these men have provoked the LORD. و آتش از حضور خداوند بدر‌آمده، دویست و پنجاه نفر را که بخور می‌گذرانیدند، سوزانید. bible_en_fa And it came to pass, as he had made an end of speaking all these words, that the ground clave asunder that was under them: و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And the earth opened her mouth, and swallowed them up, and their houses, and all the men that appertained unto Korah, and all their goods. «به العازار بن هارون کاهن بگو که مجمرها را ازمیان آتش بردار، و آتش را به آن طرف بپاش زیراکه آنها مقدس است. bible_en_fa They, and all that appertained to them, went down alive into the pit, and the earth closed upon them: and they perished from among the congregation. یعنی مجمرهای این گناهکاران را به ضد جان ایشان و از آنها تختهای پهن برای پوشش مذبح بسازند، زیرا چونکه آنهارا به حضور خداوند گذرانیده‌اند مقدس شده است، تا برای بنی‌اسرائیل آیتی باشد.» bible_en_fa And all Israel that were round about them fled at the cry of them: for they said, Lest the earth swallow us up also. پس العازار کاهن مجمرهای برنجین را که سوخته شدگان گذرانیده بودند گرفته، از آنها پوشش مذبح ساختند. bible_en_fa And there came out a fire from the LORD, and consumed the two hundred and fifty men that offered incense. تا برای بنی‌اسرائیل یادگارباشد تا هیچ غریبی که از اولاد هارون نباشدبجهت سوزانیدن بخور به حضور خداوند نزدیک نیاید، مبادا مثل قورح و جمعیتش بشود، چنانکه خداوند به واسطه موسی او را امر فرموده بود. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و در فردای آن روز تمامی جماعت بنی‌اسرائیل بر موسی و هارون همهمه کرده، گفتند که شما قوم خداوند را کشتید. bible_en_fa Speak unto Eleazar the son of Aaron the priest, that he take up the censers out of the burning, and scatter thou the fire yonder; for they are hallowed. و چون جماعت بر موسی و هارون جمع شدند، به سوی خیمه اجتماع نگریستند، و اینک ابر آن راپوشانید و جلال خداوند ظاهر شد. bible_en_fa The censers of these sinners against their own souls, let them make them broad plates for a covering of the altar: for they offered them before the LORD, therefore they are hallowed: and they shall be a sign unto the children of Israel. و موسی وهارون پیش خیمه اجتماع آمدند. bible_en_fa And Eleazar the priest took the brasen censers, wherewith they that were burnt had offered; and they were made broad plates for a covering of the altar: و خداوندموسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa To be a memorial unto the children of Israel, that no stranger, which is not of the seed of Aaron, come near to offer incense before the LORD; that he be not as Korah, and as his company: as the LORD said to him by the hand of Moses. «از میان این جماعت دور شوید تا ایشان را ناگهان هلاک سازم.» و ایشان به روی خود درافتادند. bible_en_fa But on the morrow all the congregation of the children of Israel murmured against Moses and against Aaron, saying, Ye have killed the people of the LORD. و موسی به هارون گفت: «مجمر خود راگرفته، آتش از روی مذبح در آن بگذار، و بخور برآن بریز، و به زودی به سوی جماعت رفته، برای ایشان کفاره کن، زیرا غضب از حضور خداوندبرآمده، و وبا شروع شده است.» bible_en_fa And it came to pass, when the congregation was gathered against Moses and against Aaron, that they looked toward the tabernacle of the congregation: and, behold, the cloud covered it, and the glory of the LORD appeared. پس هارون به نحوی که موسی گفته بود آن را گرفته، در میان جماعت دوید و اینک وبا در میان قوم شروع شده بود، پس بخور را بریخت و بجهت قوم کفاره نمود. bible_en_fa And Moses and Aaron came before the tabernacle of the congregation. و او در میان مردگان و زندگان ایستاد ووبا بازداشته شد. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و عدد کسانی که از وبا مردندچهارده هزار و هفتصد بود، سوای آنانی که درحادثه قورح هلاک شدند.پس هارون نزدموسی به در خیمه اجتماع برگشت و وبا رفع شد. bible_en_fa Get you up from among this congregation, that I may consume them as in a moment. And they fell upon their faces. پس هارون نزدموسی به در خیمه اجتماع برگشت و وبا رفع شد. bible_en_fa And Moses said unto Aaron, Take a censer, and put fire therein from off the altar, and put on incense, and go quickly unto the congregation, and make an atonement for them: for there is wrath gone out from the LORD; the plague is begun. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And Aaron took as Moses commanded, and ran into the midst of the congregation; and, behold, the plague was begun among the people: and he put on incense, and made an atonement for the people. «به بنی‌اسرائیل سخن بگو و از ایشان عصاها بگیر، یک عصا از هر خاندان آبا، از جمیع سروران ایشان دوازده عصا برحسب خاندان آبای ایشان. و نام هرکس را بر عصای او بنویس. bible_en_fa And he stood between the dead and the living; and the plague was stayed. واسم هارون را بر عصای لاوی بنویس، زیراکه برای هر سرور خاندان آبای ایشان یک عصاخواهد بود. bible_en_fa Now they that died in the plague were fourteen thousand and seven hundred, beside them that died about the matter of Korah. و آنها را در خیمه اجتماع پیش شهادت، جایی که من با شما ملاقات می‌کنم بگذار. bible_en_fa And Aaron returned unto Moses unto the door of the tabernacle of the congregation: and the plague was stayed. و شخصی را که من اختیار می‌کنم عصای او شکوفه خواهدآورد، پس همهمه بنی‌اسرائیل را که بر شما می‌کنند از خود ساکت خواهم نمود.» bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و موسی این را به بنی‌اسرائیل گفت، پس جمیع سروران ایشان او را عصاها دادند، یک عصابرای هر سرور، یعنی دوازده عصا برحسب خاندان آبای ایشان، و عصاهای هارون در میان عصاهای آنها بود. bible_en_fa Speak unto the children of Israel, and take of every one of them a rod according to the house of their fathers, of all their princes according to the house of their fathers twelve rods: write thou every man's name upon his rod. و موسی عصاها را به حضور خداوند در خیمه شهادت گذارد. bible_en_fa And thou shalt write Aaron's name upon the rod of Levi: for one rod shall be for the head of the house of their fathers. و در فردای آن روز چون موسی به خیمه شهادت داخل شد، اینک عصای هارون که بجهت خاندان لاوی بودشکفته بود، و شکوفه آورده و گل داده، و بادام رسانیده بود. bible_en_fa And thou shalt lay them up in the tabernacle of the congregation before the testimony, where I will meet with you. و موسی همه عصاها را از حضورخداوند نزد جمیع بنی‌اسرائیل بیرون آورده، هریک نگاه کرده، عصای خود را گرفتند. bible_en_fa And it shall come to pass, that the man's rod, whom I shall choose, shall blossom: and I will make to cease from me the murmurings of the children of Israel, whereby they murmur against you. و خداوند به موسی گفت: «عصای هارون را پیش روی شهادت باز بگذار تا بجهت علامت برای ابنای تمرد نگاه داشته شود، و همهمه ایشان را از من رفع نمایی تا نمیرند.» bible_en_fa And Moses spake unto the children of Israel, and every one of their princes gave him a rod apiece, for each prince one, according to their fathers' houses, even twelve rods: and the rod of Aaron was among their rods. پس موسی چنان کرد، و به نحوی که خداوند او را امر فرموده بود، عمل نمود. bible_en_fa And Moses laid up the rods before the LORD in the tabernacle of witness. وبنی‌اسرائیل به موسی عرض کرده، گفتند: «اینک فانی و هلاک می‌شویم. جمیع ما هلاک شده‌ایم!هرکه نزدیک می‌آید که به مسکن خداوندنزدیک می‌آید می‌میرد. آیا تمام فانی شویم؟» bible_en_fa And it came to pass, that on the morrow Moses went into the tabernacle of witness; and, behold, the rod of Aaron for the house of Levi was budded, and brought forth buds, and bloomed blossoms, and yielded almonds. هرکه نزدیک می‌آید که به مسکن خداوندنزدیک می‌آید می‌میرد. آیا تمام فانی شویم؟» bible_en_fa And Moses brought out all the rods from before the LORD unto all the children of Israel: and they looked, and took every man his rod. و خداوند به هارون گفت: «تو و پسرانت و خاندان آبایت با تو، گناه مقدس رامتحمل شوید، و تو و پسرانت با تو، گناه کهانت خود را متحمل شوید. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Bring Aaron's rod again before the testimony, to be kept for a token against the rebels; and thou shalt quite take away their murmurings from me, that they die not. و هم برادران خود یعنی سبط لاوی راکه سبط آبای توباشند باخود نزدیک بیاور تا با تو متفق شده، تو را خدمت نمایند، و اماتو با پسرانت پیش خیمه شهادت باشید. bible_en_fa And Moses did so: as the LORD commanded him, so did he. وایشان ودیعت تو را و ودیعت تمامی مسکن رانگاه دارند، لیکن به اسباب قدس و به مذبح نزدیک نیایند مبادا بمیرند، ایشان و شما نیز. bible_en_fa And the children of Israel spake unto Moses, saying, Behold, we die, we perish, we all perish. و ایشان باتو متفق شده، ودیعت خیمه اجتماع را با تمامی خدمت خیمه بجا آورند و غریبی به شما نزدیک نیاید. bible_en_fa Whosoever cometh any thing near unto the tabernacle of the LORD shall die: shall we be consumed with dying? و ودیعت قدس و ودیعت مذبح را نگاه دارید تا غضب بر بنی‌اسرائیل دیگر مستولی نشود. bible_en_fa And the LORD said unto Aaron, Thou and thy sons and thy father's house with thee shall bear the iniquity of the sanctuary: and thou and thy sons with thee shall bear the iniquity of your priesthood. و اما من اینک برادران شما لاویان را ازمیان بنی‌اسرائیل گرفتم، و برای شما پیشکش می‌باشند که به خداوند داده شده‌اند، تا خدمت خیمه اجتماع را بجا آورند. bible_en_fa And thy brethren also of the tribe of Levi, the tribe of thy father, bring thou with thee, that they may be joined unto thee, and minister unto thee: but thou and thy sons with thee shall minister before the tabernacle of witness. و اما تو با پسرانت، کهانت خود را بجهت هر کار مذبح و برای آنچه اندرون حجاب است نگاه دارید، و خدمت بکنید. کهانت را به شما دادم تا خدمت از راه بخشش باشد، و غریبی که نزدیک آید، کشته شود.» bible_en_fa And they shall keep thy charge, and the charge of all the tabernacle: only they shall not come nigh the vessels of the sanctuary and the altar, that neither they, nor ye also, die. و خداوند به هارون گفت: «اینک من ودیعت هدایای افراشتنی خود را با همه‌چیزهای مقدس بنی‌اسرائیل به تو بخشیدم. آنها را به تو و پسرانت به‌سبب مسح شدن به فریضه ابدی دادم. bible_en_fa And they shall be joined unto thee, and keep the charge of the tabernacle of the congregation, for all the service of the tabernacle: and a stranger shall not come nigh unto you. ازقدس اقداس که از آتش نگاه داشته شود این از آن تو خواهد بود، هر هدیه ایشان یعنی هر هدیه آردی و هر قربانی گناه و هر قربانی جرم ایشان که نزد من بگذرانند، اینها برای تو و پسرانت قدس اقداس باشد. bible_en_fa And ye shall keep the charge of the sanctuary, and the charge of the altar: that there be no wrath any more upon the children of Israel. مثل قدس اقداس آنها را بخور. هر ذکور از آن بخورد، برای تو مقدس باشد. bible_en_fa And I, behold, I have taken your brethren the Levites from among the children of Israel: to you they are given as a gift for the LORD, to do the service of the tabernacle of the congregation. واین هم از آن تو باشد، هدیه افراشتنی از عطایای ایشان با هر هدیه جنبانیدنی بنی‌اسرائیل را به تو وبه پسرانت و دخترانت به فریضه ابدی دادم، هرکه در خانه تو طاهر باشد، از آن بخورد. bible_en_fa Therefore thou and thy sons with thee shall keep your priest's office for every thing of the altar, and within the vail; and ye shall serve: I have given your priest's office unto you as a service of gift: and the stranger that cometh nigh shall be put to death. تمامی بهترین روغن و تمامی بهترین حاصل مو و غله یعنی نوبرهای آنها را که به خداوند می‌دهند، به تو بخشیدم. bible_en_fa And the LORD spake unto Aaron, Behold, I also have given thee the charge of mine heave offerings of all the hallowed things of the children of Israel; unto thee have I given them by reason of the anointing, and to thy sons, by an ordinance for ever. و نوبرهای هرچه در زمین ایشان است که نزد خداوند می‌آورند از آن تو باشد، هرکه در خانه تو طاهر باشد، از آن بخورد. bible_en_fa This shall be thine of the most holy things, reserved from the fire: every oblation of theirs, every meat offering of theirs, and every sin offering of theirs, and every trespass offering of theirs, which they shall render unto me, shall be most holy for thee and for thy sons. و هرچه در اسرائیل وقف بشود، از آن تو باشد. bible_en_fa In the most holy place shalt thou eat it; every male shall eat it: it shall be holy unto thee. وهرچه رحم را گشاید از هر ذی جسدی که برای خداوند می‌گذرانند چه از انسان و چه از بهایم ازآن تو باشد، اما نخست زاده انسان را البته فدیه دهی، و نخست زاده بهایم ناپاک را فدیه‌ای بده. bible_en_fa And this is thine; the heave offering of their gift, with all the wave offerings of the children of Israel: I have given them unto thee, and to thy sons and to thy daughters with thee, by a statute for ever: every one that is clean in thy house shall eat of it. «و اما درباره فدیه آنها، آنها را از یک ماهه به حساب خود به پنج مثقال نقره، موافق مثقال قدس که بیست جیره باشد فدیه بده. bible_en_fa All the best of the oil, and all the best of the wine, and of the wheat, the firstfruits of them which they shall offer unto the LORD, them have I given thee. ولی نخست زاده گاو یا نخست زاده گوسفند یانخست زاده بز را فدیه ندهی؛ آنها مقدسند، خون آنها را بر مذبح بپاش و پیه آنها را بجهت هدیه آتشین و عطر خوشبو برای خداوند بسوزان. bible_en_fa And whatsoever is first ripe in the land, which they shall bring unto the LORD, shall be thine; every one that is clean in thine house shall eat of it. وگوشت آنها مثل سینه جنبانیدنی، از آن تو باشد وران راست، از آن تو باشد. bible_en_fa Every thing devoted in Israel shall be thine. جمیع هدایای افراشتنی را از چیزهای مقدس که بنی‌اسرائیل برای خداوند می‌گذرانند به تو و پسرانت ودخترانت با تو به فریضه ابدی دادم، این به حضورخداوند برای تو و ذریت تو با تو عهد نمک تا به ابد خواهد بود.» bible_en_fa Every thing that openeth the matrix in all flesh, which they bring unto the LORD, whether it be of men or beasts, shall be thine: nevertheless the firstborn of man shalt thou surely redeem, and the firstling of unclean beasts shalt thou redeem. و خداوند به هارون گفت: «تو در زمین ایشان هیچ ملک نخواهی یافت، و در میان ایشان برای تو نصیبی نخواهد بود، نصیب تو و ملک تودر میان بنی‌اسرائیل من هستم. bible_en_fa And those that are to be redeemed from a month old shalt thou redeem, according to thine estimation, for the money of five shekels, after the shekel of the sanctuary, which is twenty gerahs. «و به بنی لاوی‌اینک تمامی عشر اسرائیل را برای ملکیت دادم، به عوض خدمتی که می‌کنند یعنی خدمت خیمه اجتماع. bible_en_fa But the firstling of a cow, or the firstling of a sheep, or the firstling of a goat, thou shalt not redeem; they are holy: thou shalt sprinkle their blood upon the altar, and shalt burn their fat for an offering made by fire, for a sweet savour unto the LORD. و بعد ازاین بنی‌اسرائیل به خیمه اجتماع نزدیک نیایند، مبادا گناه را متحمل شده، بمیرند. bible_en_fa And the flesh of them shall be thine, as the wave breast and as the right shoulder are thine. اما لاویان خدمت خیمه اجتماع را بکنند و متحمل گناه ایشان بشوند، این در قرنهای شما فریضه‌ای ابدی خواهد بود، و ایشان در میان بنی‌اسرائیل ملک نخواهندیافت. bible_en_fa All the heave offerings of the holy things, which the children of Israel offer unto the LORD, have I given thee, and thy sons and thy daughters with thee, by a statute for ever: it is a covenant of salt for ever before the LORD unto thee and to thy seed with thee. زیراکه عشر بنی‌اسرائیل را که آن را نزد خداوند برای هدیه افراشتنی بگذرانندبه لاویان بجهت ملک بخشیدم، بنابراین به ایشان گفتم که در میان بنی‌اسرائیل ملک نخواهندیافت.» bible_en_fa And the LORD spake unto Aaron, Thou shalt have no inheritance in their land, neither shalt thou have any part among them: I am thy part and thine inheritance among the children of Israel. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And, behold, I have given the children of Levi all the tenth in Israel for an inheritance, for their service which they serve, even the service of the tabernacle of the congregation. «که لاویان را نیز خطاب کرده، به ایشان بگو: چون عشری را که از بنی‌اسرائیل به شما برای ملکیت دادم از ایشان بگیرید، آنگاه هدیه افراشتنی خداوند را از آن، یعنی عشری از عشربگذرانید. bible_en_fa Neither must the children of Israel henceforth come nigh the tabernacle of the congregation, lest they bear sin, and die. و هدیه افراشتنی شما برای شما، مثل غله خرمن و پری چرخشت حساب می‌شود. bible_en_fa But the Levites shall do the service of the tabernacle of the congregation, and they shall bear their iniquity: it shall be a statute for ever throughout your generations, that among the children of Israel they have no inheritance. بدینطور شما نیز از همه عشرهایی که ازبنی‌اسرائیل می‌گیرید، هدیه افراشتنی برای خداوند بگذرانید، و از آنها هدیه افراشتنی خداوند را به هارون کاهن بدهید. bible_en_fa But the tithes of the children of Israel, which they offer as an heave offering unto the LORD, I have given to the Levites to inherit: therefore I have said unto them, Among the children of Israel they shall have no inheritance. از جمیع هدایای خود هر هدیه خداوند را از تمامی پیه آنها و از قسمت مقدس آنها بگذرانید. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و ایشان را بگو هنگامی که پیه آنها را از آنها گذرانیده باشید، آنگاه برای لاویان مثل محصول خرمن وحاصل چرخشت حساب خواهد شد. bible_en_fa Thus speak unto the Levites, and say unto them, When ye take of the children of Israel the tithes which I have given you from them for your inheritance, then ye shall offer up an heave offering of it for the LORD, even a tenth part of the tithe. و شماو خاندان شما آن را در هرجا بخورید زیراکه این مزد شما است، به عوض خدمتی که در خیمه اجتماع می‌کنید.و چون پیه آنها را از آنهاگذرانیده باشید، پس به‌سبب آنها متحمل گناه نخواهید بود، و چیزهای مقدس بنی‌اسرائیل راناپاک نکنید، مبادا بمیرند.» bible_en_fa And this your heave offering shall be reckoned unto you, as though it were the corn of the threshingfloor, and as the fulness of the winepress. و چون پیه آنها را از آنهاگذرانیده باشید، پس به‌سبب آنها متحمل گناه نخواهید بود، و چیزهای مقدس بنی‌اسرائیل راناپاک نکنید، مبادا بمیرند.» bible_en_fa Thus ye also shall offer an heave offering unto the LORD of all your tithes, which ye receive of the children of Israel; and ye shall give thereof the LORD's heave offering to Aaron the priest. و خداوند موسی و هارون را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa Out of all your gifts ye shall offer every heave offering of the LORD, of all the best thereof, even the hallowed part thereof out of it. «این است فریضه شریعتی که خداوند آن را امر فرموده، گفت: به بنی‌اسرائیل بگو که گاو سرخ پاک که در آن عیب نباشد و یوغ بر گردنش نیامده باشد، نزد توبیاورند. bible_en_fa Therefore thou shalt say unto them, When ye have heaved the best thereof from it, then it shall be counted unto the Levites as the increase of the threshingfloor, and as the increase of the winepress. و آن را به العازار کاهن بدهید، و آن رابیرون از لشکرگاه برده، پیش روی وی کشته شود. bible_en_fa And ye shall eat it in every place, ye and your households: for it is your reward for your service in the tabernacle of the congregation. و العازار کاهن به انگشت خود از خون آن بگیرد، و به سوی پیشگاه خیمه اجتماع آن خون را هفت مرتبه بپاشد. bible_en_fa And ye shall bear no sin by reason of it, when ye have heaved from it the best of it: neither shall ye pollute the holy things of the children of Israel, lest ye die. و گاو در نظر او سوخته شود، پوست و گوشت و خون با سرگین آن سوخته شود. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses and unto Aaron, saying, و کاهن چوب سرو با زوفا و قرمز گرفته، آنها را در میان آتش گاو بیندازد. bible_en_fa This is the ordinance of the law which the LORD hath commanded, saying, Speak unto the children of Israel, that they bring thee a red heifer without spot, wherein is no blemish, and upon which never came yoke: پس کاهن رخت خود را بشوید و بدن خود را به آب غسل دهد، و بعد از آن در لشکرگاه داخل شود و کاهن تا شام نجس باشد. bible_en_fa And ye shall give her unto Eleazar the priest, that he may bring her forth without the camp, and one shall slay her before his face: و کسی‌که آن را سوزانید، رخت خود را به آب بشوید و بدن خود را به آب غسل دهد، و تا شام نجس باشد. bible_en_fa And Eleazar the priest shall take of her blood with his finger, and sprinkle of her blood directly before the tabernacle of the congregation seven times: «و شخص طاهر، خاکستر گاو را جمع کرده، بیرون از لشکرگاه در جای پاک بگذارد. و آن بجهت جماعت بنی‌اسرائیل برای آب تنزیه نگاه داشته شود. آن قربانی گناه است. bible_en_fa And one shall burn the heifer in his sight; her skin, and her flesh, and her blood, with her dung, shall he burn: و کسی‌که خاکستر گاو را جمع کند، رخت خود را بشوید وتا شام نجس باشد. این برای بنی‌اسرائیل و غریبی که در میان ایشان ساکن باشد، فریضه‌ای ابدی خواهد بود. bible_en_fa And the priest shall take cedar wood, and hyssop, and scarlet, and cast it into the midst of the burning of the heifer. «هرکه میته هر آدمی را لمس نماید هفت روز نجس باشد. bible_en_fa Then the priest shall wash his clothes, and he shall bathe his flesh in water, and afterward he shall come into the camp, and the priest shall be unclean until the even. و آن شخص در روز سوم خویشتن را به آن پاک کند، و در روز هفتم طاهرباشد، و اگر خویشتن را در روز سوم پاک نکرده باشد، در روز هفتم طاهر نخواهد بود. bible_en_fa And he that burneth her shall wash his clothes in water, and bathe his flesh in water, and shall be unclean until the even. و هرکه میته هر آدمی را که مرده باشد لمس نموده، و خود را به آن پاک نکرده باشد، او مسکن خداوندرا ملوث کرده است. و آن شخص از اسرائیل منقطع شود، چونکه آب تنزیه بر او پاشیده نشده است، نجس خواهد بود، و نجاستش بر وی باقی است. bible_en_fa And a man that is clean shall gather up the ashes of the heifer, and lay them up without the camp in a clean place, and it shall be kept for the congregation of the children of Israel for a water of separation: it is a purification for sin. «این است قانون برای کسی‌که در خیمه‌ای بمیرد، هرکه داخل آن خیمه شود و هرکه در آن خیمه باشد هفت روز نجس خواهد بود. bible_en_fa And he that gathereth the ashes of the heifer shall wash his clothes, and be unclean until the even: and it shall be unto the children of Israel, and unto the stranger that sojourneth among them, for a statute for ever. و هرظرف گشاده که سرپوش برآن بسته نباشد، نجس خواهد بود. bible_en_fa He that toucheth the dead body of any man shall be unclean seven days. و هرکه در بیابان کشته شمشیر یامیته یا استخوان آدمی یا قبری را لمس نماید، هفت روز نجس باشد. bible_en_fa He shall purify himself with it on the third day, and on the seventh day he shall be clean: but if he purify not himself the third day, then the seventh day he shall not be clean. و برای شخص نجس ازخاکستر آتش آن قربانی گناه بگیرند و آب روان برآن در ظرفی بریزند. bible_en_fa Whosoever toucheth the dead body of any man that is dead, and purifieth not himself, defileth the tabernacle of the LORD; and that soul shall be cut off from Israel: because the water of separation was not sprinkled upon him, he shall be unclean; his uncleanness is yet upon him. و شخص طاهر زوفاگرفته، درآن آب فرو برد و بر خیمه بر همه اسباب و کسانی که در آن بودند و بر شخصی که استخوان یا مقتول یا میته یا قبر را لمس کرده باشد، بپاشد. bible_en_fa This is the law, when a man dieth in a tent: all that come into the tent, and all that is in the tent, shall be unclean seven days. و آن شخص طاهر، آب را بر آن شخص نجس در روز سوم و در روز هفتم بپاشد، و در روزهفتم خویشتن را تطهیر کرده، رخت خود رابشوید و به آب غسل کند و در شام طاهرخواهد بود. bible_en_fa And every open vessel, which hath no covering bound upon it, is unclean. و اما کسی‌که نجس شده، خویشتن را تطهیر نکند. آن شخص از میان جماعت منقطع شود، چونکه مقدس خداوند راملوث نموده، و آب تنزیه بر او پاشیده نشده است. او نجس است. bible_en_fa And whosoever toucheth one that is slain with a sword in the open fields, or a dead body, or a bone of a man, or a grave, shall be unclean seven days. «و برای ایشان فریضه ابدی خواهد بود. وکسی‌که آب تنزیه را بپاشد، رخت خود را بشویدو کسی‌که آب تنزیه را لمس کند تا شام نجس باشد.و هر چیزی را که شخص نجس لمس نماید نجس خواهد بود، و هر کسی‌که آن را لمس نماید تا شام نجس خواهد بود.» bible_en_fa And for an unclean person they shall take of the ashes of the burnt heifer of purification for sin, and running water shall be put thereto in a vessel: و هر چیزی را که شخص نجس لمس نماید نجس خواهد بود، و هر کسی‌که آن را لمس نماید تا شام نجس خواهد بود.» bible_en_fa And a clean person shall take hyssop, and dip it in the water, and sprinkle it upon the tent, and upon all the vessels, and upon the persons that were there, and upon him that touched a bone, or one slain, or one dead, or a grave: و تمامی جماعت بنی‌اسرائیل در ماه اول به بیابان صین رسیدند، و قوم درقادش اقامت کردند، و مریم در آنجا وفات یافته، دفن شد. bible_en_fa And the clean person shall sprinkle upon the unclean on the third day, and on the seventh day: and on the seventh day he shall purify himself, and wash his clothes, and bathe himself in water, and shall be clean at even. و برای جماعت آب نبود. پس بر موسی وهارون جمع شدند. bible_en_fa But the man that shall be unclean, and shall not purify himself, that soul shall be cut off from among the congregation, because he hath defiled the sanctuary of the LORD: the water of separation hath not been sprinkled upon him; he is unclean. و قوم با موسی منازعت کرده، گفتند: «کاش که می‌مردیم وقتی که برادران ما در حضور خداوند مردند! bible_en_fa And it shall be a perpetual statute unto them, that he that sprinkleth the water of separation shall wash his clothes; and he that toucheth the water of separation shall be unclean until even. و چرا جماعت خداوند را به این بیابان آوردید تا ما و بهایم ما، دراینجا بمیریم؟ bible_en_fa And whatsoever the unclean person toucheth shall be unclean; and the soul that toucheth it shall be unclean until even. و ما را از مصر چرا برآوردید تا مارا به این‌جای بد بیاورید که جای زراعت و انجیرو مو و انار نیست؟ و آب هم نیست که بنوشیم!» bible_en_fa Then came the children of Israel, even the whole congregation, into the desert of Zin in the first month: and the people abode in Kadesh; and Miriam died there, and was buried there. و موسی و هارون از حضور جماعت نزد درخیمه اجتماع آمدند، و به روی خود درافتادند، وجلال خداوند بر ایشان ظاهر شد. bible_en_fa And there was no water for the congregation: and they gathered themselves together against Moses and against Aaron. و خداوندموسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And the people chode with Moses, and spake, saying, Would God that we had died when our brethren died before the LORD! «عصا را بگیر و توو برادرت هارون جماعت را جمع کرده، در نظرایشان به این صخره بگویید که آب خود را بدهد، پس آب را برای ایشان از صخره بیرون آورده، جماعت و بهایم ایشان را خواهی نوشانید.» bible_en_fa And why have ye brought up the congregation of the LORD into this wilderness, that we and our cattle should die there? پس موسی عصا را از حضور خداوند، چنانکه او را فرموده بود، گرفت. bible_en_fa And wherefore have ye made us to come up out of Egypt, to bring us in unto this evil place? it is no place of seed, or of figs, or of vines, or of pomegranates; neither is there any water to drink. و موسی وهارون، جماعت را پیش صخره جمع کردند، و به ایشان گفت: «ای مفسدان بشنوید، آیا از این صخره آب برای شما بیرون آوریم؟» bible_en_fa And Moses and Aaron went from the presence of the assembly unto the door of the tabernacle of the congregation, and they fell upon their faces: and the glory of the LORD appeared unto them. و موسی دست خود را بلند کرده، صخره را دو مرتبه باعصای خود زد و آب بسیار بیرون آمد که جماعت و بهایم ایشان نوشیدند. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و خداوند به موسی و هارون گفت: «چونکه مرا تصدیق ننمودید تا مرا در نظر بنی‌اسرائیل تقدیس نمایید، لهذا شما این جماعت را به زمینی که به ایشان داده‌ام داخل نخواهید ساخت.» bible_en_fa Take the rod, and gather thou the assembly together, thou, and Aaron thy brother, and speak ye unto the rock before their eyes; and it shall give forth his water, and thou shalt bring forth to them water out of the rock: so thou shalt give the congregation and their beasts drink. این است آب مریبه‌جایی که بنی‌اسرائیل با خداوندمخاصمه کردند، و او خود را در میان ایشان تقدیس نمود. bible_en_fa And Moses took the rod from before the LORD, as he commanded him. و موسی، رسولان از قادش نزد ملک ادوم فرستاد که «برادر تو اسرائیل چنین می‌گوید: که تمامی مشقتی را که بر ما واقع شده است، تومی دانی. bible_en_fa And Moses and Aaron gathered the congregation together before the rock, and he said unto them, Hear now, ye rebels; must we fetch you water out of this rock? که پدران ما به مصر فرود آمدند ومدت مدیدی در مصر ساکن می‌بودیم، و مصریان با ما و با پدران ما، بد سلوکی نمودند. bible_en_fa And Moses lifted up his hand, and with his rod he smote the rock twice: and the water came out abundantly, and the congregation drank, and their beasts also. و چون نزد خداوند فریاد برآوردیم، او آواز ما را شنیده، فرشته‌ای فرستاد و ما را از مصر بیرون آورد. واینک ما در قادش هستیم، شهری که در آخرحدود توست. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses and Aaron, Because ye believed me not, to sanctify me in the eyes of the children of Israel, therefore ye shall not bring this congregation into the land which I have given them. تمنا اینکه از زمین تو بگذریم، از مزرعه و تاکستان نخواهیم گذشت، و آب ازچاهها نخواهیم نوشید، بلکه از شاهراه‌ها خواهیم رفت، و تا از حدود تو نگذشته باشیم، به طرف راست یا چپ انحراف نخواهیم کرد.» bible_en_fa This is the water of Meribah; because the children of Israel strove with the LORD, and he was sanctified in them. ادوم وی را گفت: «از من نخواهی گذشت والا به مقابله تو با شمشیر بیرون خواهم آمد.» bible_en_fa And Moses sent messengers from Kadesh unto the king of Edom, Thus saith thy brother Israel, Thou knowest all the travail that hath befallen us: بنی‌اسرائیل در جواب وی گفتند: «از راههای عام خواهیم رفت و هرگاه من و مواشیم از آب توبنوشیم قیمت آن را خواهم داد، فقط بر پایهای خود می‌گذرم و بس.» bible_en_fa How our fathers went down into Egypt, and we have dwelt in Egypt a long time; and the Egyptians vexed us, and our fathers: گفت: «نخواهی گذشت.» و ادوم با خلق بسیار و دست قوی به مقابله ایشان بیرون آمد. bible_en_fa And when we cried unto the LORD, he heard our voice, and sent an angel, and hath brought us forth out of Egypt: and, behold, we are in Kadesh, a city in the uttermost of thy border: بدینطور ادوم راضی نشد که اسرائیل را از حدود خود راه دهد، پس اسرائیل از طرف او رو گردانید. bible_en_fa Let us pass, I pray thee, through thy country: we will not pass through the fields, or through the vineyards, neither will we drink of the water of the wells: we will go by the king's highway, we will not turn to the right hand nor to the left, until we have passed thy borders. پس تمامی جماعت بنی‌اسرائیل از قادش کوچ کرده، به کوه هور رسیدند. bible_en_fa And Edom said unto him, Thou shalt not pass by me, lest I come out against thee with the sword. و خداوندموسی و هارون را در کوه هور نزد سرحد زمین ادوم خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And the children of Israel said unto him, We will go by the high way: and if I and my cattle drink of thy water, then I will pay for it: I will only, without doing any thing else, go through on my feet. «هارون به قوم خودخواهد پیوست، زیرا چونکه شما نزد آب مریبه از قول من عصیان ورزیدید، از این جهت او به زمینی که به بنی‌اسرائیل دادم، داخل نخواهد شد. bible_en_fa And he said, Thou shalt not go through. And Edom came out against him with much people, and with a strong hand. پس هارون و پسرش العازار را برداشته، ایشان را به فراز کوه هور بیاور. bible_en_fa Thus Edom refused to give Israel passage through his border: wherefore Israel turned away from him. و لباس هارون رابیرون کرده، بر پسرش العازار بپوشان، و هارون درآنجا وفات یافته، به قوم خود خواهد پیوست.» bible_en_fa And the children of Israel, even the whole congregation, journeyed from Kadesh, and came unto mount Hor. پس موسی به طوری که خداوند او را امرفرموده بود، عمل نموده، ایشان درنظر تمامی جماعت به فراز کوه هور برآمدند. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses and Aaron in mount Hor, by the coast of the land of Edom, saying, و موسی لباس هارون را بیرون کرده، به پسرش العازارپوشانید. و هارون در آنجا بر قله کوه وفات یافت، و موسی و العازار از کوه فرود آمدند.و چون تمامی جماعت دیدند که هارون مرد، جمیع خاندان اسرائیل برای هارون سی روز ماتم گرفتند. bible_en_fa Aaron shall be gathered unto his people: for he shall not enter into the land which I have given unto the children of Israel, because ye rebelled against my word at the water of Meribah. و چون تمامی جماعت دیدند که هارون مرد، جمیع خاندان اسرائیل برای هارون سی روز ماتم گرفتند. bible_en_fa Take Aaron and Eleazar his son, and bring them up unto mount Hor: و چون کنعانی که ملک عراد و درجنوب ساکن بود، شنید که اسرائیل ازراه اتاریم می‌آید، با اسرائیل جنگ کرد و بعضی از ایشان را به اسیری برد. bible_en_fa And strip Aaron of his garments, and put them upon Eleazar his son: and Aaron shall be gathered unto his people, and shall die there. و اسرائیل برای خداوند نذر کرده گفت: «اگر این قوم را به‌دست من تسلیم نمایی، شهرهای ایشان را بالکل هلاک خواهم ساخت.» bible_en_fa And Moses did as the LORD commanded: and they went up into mount Hor in the sight of all the congregation. پس خداوند دعای اسرائیل را مستجاب فرموده، کنعانیان را تسلیم کرد، و ایشان و شهرهای ایشان را بالکل هلاک ساختند، و آن مکان حرمه نامیده شد. bible_en_fa And Moses stripped Aaron of his garments, and put them upon Eleazar his son; and Aaron died there in the top of the mount: and Moses and Eleazar came down from the mount. و از کوه هور به ر�ه بحر قلزم کوچ کردند تازمین ادوم را دور زنند، و دل قوم به‌سبب راه، تنگ شد. bible_en_fa And when all the congregation saw that Aaron was dead, they mourned for Aaron thirty days, even all the house of Israel. و قوم بر خدا و موسی شکایت آورده، گفتند: «که ما را از مصر چرا برآوردید تا در بیابان بمیریم؟ زیرا که نان نیست و آب هم نیست! و دل ما از این خوراک سخیف کراهت دارد!» bible_en_fa And when king Arad the Canaanite, which dwelt in the south, heard tell that Israel came by the way of the spies; then he fought against Israel, and took some of them prisoners. پس خداوند، مارهای آتشی در میان قوم فرستاده، قوم را گزیدند، و گروهی کثیر ازاسرائیل مردند. bible_en_fa And Israel vowed a vow unto the LORD, and said, If thou wilt indeed deliver this people into my hand, then I will utterly destroy their cities. و قوم نزد موسی آمده، گفتند: «گناه کرده‌ایم زیرا که بر خداوند و بر تو شکایت آورده‌ایم، پس نزد خداوند دعا کن تا مارها را از مادور کند.» و موسی بجهت قوم استغاثه نمود. bible_en_fa And the LORD hearkened to the voice of Israel, and delivered up the Canaanites; and they utterly destroyed them and their cities: and he called the name of the place Hormah. وخداوند به موسی گفت: «مار آتشینی بساز و آن رابر نیزه‌ای بردار، و هر گزیده شده‌ای که بر آن نظرکند، خواهد زیست.» bible_en_fa And they journeyed from mount Hor by the way of the Red sea, to compass the land of Edom: and the soul of the people was much discouraged because of the way. پس موسی مار برنجینی ساخته، و بر سر نیزه‌ای بلند کرد، و چنین شد که اگر مار کسی را گزیده بود، به مجرد نگاه کردن برآن مار برنجین، زنده می‌شد. bible_en_fa And the people spake against God, and against Moses, Wherefore have ye brought us up out of Egypt to die in the wilderness? for there is no bread, neither is there any water; and our soul loatheth this light bread. و بنی‌اسرائیل کوچ کرده، در اوبوت اردوزدند. bible_en_fa And the LORD sent fiery serpents among the people, and they bit the people; and much people of Israel died. و از اوبوت کوچ کرده، در عیی عباریم، در بیابانی که در مقابل موآب به طرف طلوع آفتاب است، اردو زدند. bible_en_fa Therefore the people came to Moses, and said, We have sinned, for we have spoken against the LORD, and against thee; pray unto the LORD, that he take away the serpents from us. And Moses prayed for the people. و از آنجا کوچ کرده، به وادی زارد اردو زدند. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Make thee a fiery serpent, and set it upon a pole: and it shall come to pass, that every one that is bitten, when he looketh upon it, shall live. و از آنجا کوچ کرده، به آن طرف ارنون که در بیابان خارج از حدوداموریان می‌باشد اردو زدند، زیرا که ارنون حدموآب در میان موآب و اموریان است. bible_en_fa And Moses made a serpent of brass, and put it upon a pole, and it came to pass, that if a serpent had bitten any man, when he beheld the serpent of brass, he lived. از این جهت، در کتاب جنگهای خداوند گفته می‌شود: «واهیب در سوفه و وادیهای ارنون، bible_en_fa And the children of Israel set forward, and pitched in Oboth. و رودخانه وادیهایی که بسوی مسکن عار متوجه است، و برحدود موآب تکیه می‌زند.» bible_en_fa And they journeyed from Oboth, and pitched at Ije-abarim, in the wilderness which is before Moab, toward the sunrising. و از آنجا به بئر کوچ کردند. این آن چاهی است که خداوند درباره‌اش به موسی گفت: «قوم را جمع کن تا به ایشان آب دهم.» bible_en_fa From thence they removed, and pitched in the valley of Zared. آنگاه اسرائیل این سرود را سراییدند: «ای چاه بجوش آی، شما برایش سرودبخوانید، bible_en_fa From thence they removed, and pitched on the other side of Arnon, which is in the wilderness that cometh out of the coasts of the Amorites: for Arnon is the border of Moab, between Moab and the Amorites. «چاهی که سروران حفره زدند، و نجبای قوم آن را کندند. به صولجان حاکم، به عصاهای خود آن را کندند.» bible_en_fa Wherefore it is said in the book of the wars of the LORD, What he did in the Red sea, and in the brooks of Arnon, و ازمتانه به نحلیئیل و از نحلیئیل به باموت. bible_en_fa And at the stream of the brooks that goeth down to the dwelling of Ar, and lieth upon the border of Moab. و ازباموت به دره‌ای که در صحرای موآب نزد قله فسجه که به سوی بیابان متوجه است. bible_en_fa And from thence they went to Beer: that is the well whereof the LORD spake unto Moses, Gather the people together, and I will give them water. و اسرائیل، رسولان نزد سیحون ملک اموریان فرستاده، گفت: bible_en_fa Then Israel sang this song, Spring up, O well; sing ye unto it: «مرا اجازت بده تا اززمین تو بگذرم، به سوی مزرعه یا تاکستان انحراف نخواهیم ورزید، و از آب چاه نخواهیم نوشید، و به شاهراه خواهیم رفت تا از سرحد توبگذریم.» bible_en_fa The princes digged the well, the nobles of the people digged it, by the direction of the lawgiver, with their staves. And from the wilderness they went to Mattanah: اما سیحون، اسرائیل را از حدودخود راه نداد. و سیحون تمامی قوم خود را جمع نموده، به مقابله اسرائیل به بیابان بیرون آمد. و چون به یاهص رسید با اسرائیل جنگ کرد. bible_en_fa And from Mattanah to Nahaliel: and from Nahaliel to Bamoth: واسرائیل او را به دم شمشیر زده، زمینش را ازارنون تا یبوق و تا حد بنی عمون به تصرف آورد، زیرا که حد بنی عمون مستحکم بود. bible_en_fa And from Bamoth in the valley, that is in the country of Moab, to the top of Pisgah, which looketh toward Jeshimon. واسرائیل تمامی آن شهرها را گرفت و اسرائیل درتمامی شهرهای اموریان در حشبون و در تمامی دهاتش ساکن شد. bible_en_fa And Israel sent messengers unto Sihon king of the Amorites, saying, زیرا که حشبون، شهرسیحون، ملک اموریان بود، و او با ملک سابق موآب جنگ کرده، تمامی زمینش را تا ارنون ازدستش گرفته بود. bible_en_fa Let me pass through thy land: we will not turn into the fields, or into the vineyards; we will not drink of the waters of the well: but we will go along by the king's high way, until we be past thy borders. بنابراین مثل آورندگان می‌گویند: «به حشبون بیایید تا شهر سیحون بنا کرده، و استوارشود. bible_en_fa And Sihon would not suffer Israel to pass through his border: but Sihon gathered all his people together, and went out against Israel into the wilderness: and he came to Jahaz, and fought against Israel. زیرا آتشی از حشبون برآمد و شعله‌ای از قریه سیحون. و عار، موآب را سوزانید وصاحبان بلندیهای ارنون را. bible_en_fa And Israel smote him with the edge of the sword, and possessed his land from Arnon unto Jabbok, even unto the children of Ammon: for the border of the children of Ammon was strong. وای بر تو‌ای موآب! ای قوم کموش، هلاک شدید! پسران خود را مثل گریزندگان تسلیم نمود، و دختران خود را به سیحون ملک اموریان به اسیری داد. bible_en_fa And Israel took all these cities: and Israel dwelt in all the cities of the Amorites, in Heshbon, and in all the villages thereof. به ایشان تیر انداختیم. حشبون تا به دیبون هلاک شد. و آن را تا نوفح که نزد میدباست ویران ساختیم.» bible_en_fa For Heshbon was the city of Sihon the king of the Amorites, who had fought against the former king of Moab, and taken all his land out of his hand, even unto Arnon. و اسرائیل در زمین اموریان اقامت کردند. bible_en_fa Wherefore they that speak in proverbs say, Come into Heshbon, let the city of Sihon be built and prepared: و موسی برای جاسوسی یعزیر فرستاد ودهات آن را گرفته، اموریان را که در آنجا بودند، بیرون کردند. bible_en_fa For there is a fire gone out of Heshbon, a flame from the city of Sihon: it hath consumed Ar of Moab, and the lords of the high places of Arnon. پس برگشته، از راه باشان برآمدند. و عوج ملک باشان با تمامی قوم خود به مقابله ایشان ازبرای جنگ به ادرعی بیرون آمد. bible_en_fa Woe to thee, Moab! thou art undone, O people of Chemosh: he hath given his sons that escaped, and his daughters, into captivity unto Sihon king of the Amorites. و خداوند به موسی گفت: «از او مترس زیرا که او را با تمامی قومش و زمینش به‌دست تو تسلیم نموده‌ام، و به نحوی که با سیحون ملک اموریان که در حشبون ساکن بود، عمل نمودی، با او نیز عمل خواهی نمود.»پس او را با پسرانش و تمامی قومش زدند، به حدی که کسی از برایش باقی نماند وزمینش را به تصرف آوردند. bible_en_fa We have shot at them; Heshbon is perished even unto Dibon, and we have laid them waste even unto Nophah, which reacheth unto Medeba. پس او را با پسرانش و تمامی قومش زدند، به حدی که کسی از برایش باقی نماند وزمینش را به تصرف آوردند. bible_en_fa Thus Israel dwelt in the land of the Amorites. و بنی‌اسرائیل کوچ کرده، در عربات موآب به آنطرف اردن، در مقابل اریحااردو زدند. bible_en_fa And Moses sent to spy out Jaazer, and they took the villages thereof, and drove out the Amorites that were there. و چون بالاق بن صفور هر‌چه اسرائیل به اموریان کرده بودند دید، bible_en_fa And they turned and went up by the way of Bashan: and Og the king of Bashan went out against them, he, and all his people, to the battle at Edrei. موآب ازقوم بسیار ترسید، زیرا که کثیر بودند. و موآب ازبنی‌اسرائیل مضطرب گردیدند. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Fear him not: for I have delivered him into thy hand, and all his people, and his land; and thou shalt do to him as thou didst unto Sihon king of the Amorites, which dwelt at Heshbon. و موآب به مشایخ مدیان گفتند: «الان این گروه هر‌چه به اطراف ما هست خواهند لیسید، به نوعی که گاوسبزه صحرا را می‌لیسد.» و در آن زمان بالاق بن صفور، ملک موآب بود. bible_en_fa So they smote him, and his sons, and all his people, until there was none left him alive: and they possessed his land. پس رسولان به فتور که برکنار وادی است، نزد بلعام بن بعور، به زمین پسران قوم او فرستاد تااو را طلبیده، بگویند: «اینک قومی از مصر بیرون آمده‌اند و هان روی زمین را مستور می‌سازند، ودر مقابل من مقیم می‌باشند. bible_en_fa And the children of Israel set forward, and pitched in the plains of Moab on this side Jordan by Jericho. پس الان بیا و این قوم را برای من لعنت کن، زیرا که از من قوی ترند، شاید توانایی یابم تا بر ایشان غالب آییم، و ایشان را از زمین خود بیرون کنم، زیرا می‌دانم هر‌که راتو برکت دهی مبارک است و هر‌که را لعنت نمایی، ملعون است.» bible_en_fa And Balak the son of Zippor saw all that Israel had done to the Amorites. پس مشایخ موآب و مشایخ مدیان، مزد فالگیری را به‌دست گرفته، روانه شدند، و نزدبلعام رسیده، سخنان بالاق را به وی گفتند. bible_en_fa And Moab was sore afraid of the people, because they were many: and Moab was distressed because of the children of Israel. او به ایشان گفت: «این شب را در اینجا بمانید، تاچنانکه خداوند به من گوید، به شما باز گویم.» وسروران موآب نزد بلعام ماندند. bible_en_fa And Moab said unto the elders of Midian, Now shall this company lick up all that are round about us, as the ox licketh up the grass of the field. And Balak the son of Zippor was king of the Moabites at that time. و خدا نزد بلعام آمده، گفت: «این کسانی که نزد تو هستند، کیستند؟» bible_en_fa He sent messengers therefore unto Balaam the son of Beor to Pethor, which is by the river of the land of the children of his people, to call him, saying, Behold, there is a people come out from Egypt: behold, they cover the face of the earth, and they abide over against me: بلعام به خدا گفت: «بالاق بن صفورملک موآب نزد من فرستاده است، bible_en_fa Come now therefore, I pray thee, curse me this people; for they are too mighty for me: peradventure I shall prevail, that we may smite them, and that I may drive them out of the land: for I wot that he whom thou blessest is blessed, and he whom thou cursest is cursed. که اینک این قومی که از مصر بیرون آمده‌اند روی زمین راپوشانیده‌اند. الان آمده، ایشان را برای من لعنت کن شاید که توانایی یابم تا با ایشان جنگ نموده، ایشان را دور سازم.» bible_en_fa And the elders of Moab and the elders of Midian departed with the rewards of divination in their hand; and they came unto Balaam, and spake unto him the words of Balak. خدا به بلعام گفت: «باایشان مرو و قوم را لعنت مکن زیرا مبارک هستند.» bible_en_fa And he said unto them, Lodge here this night, and I will bring you word again, as the LORD shall speak unto me: and the princes of Moab abode with Balaam. پس بلعام بامدادان برخاسته، به‌سروران بالاق گفت: «به زمین خود بروید، زیراخداوند مرا اجازت نمی دهد که با شما بیایم.» bible_en_fa And God came unto Balaam, and said, What men are these with thee? و سروران موآب برخاسته، نزد بالاق برگشته، گفتند که «بلعام از آمدن با ما انکار نمود.» bible_en_fa And Balaam said unto God, Balak the son of Zippor, king of Moab, hath sent unto me, saying, و بالاق بار دیگر سروران زیاده و بزرگتر ازآنان فرستاد. bible_en_fa Behold, there is a people come out of Egypt, which covereth the face of the earth: come now, curse me them; peradventure I shall be able to overcome them, and drive them out. و ایشان نزد بلعام آمده، و وی راگفتند: «بالاق بن صفور چنین می‌گوید: تمنا اینکه از آمدن نزد من انکار نکنی. bible_en_fa And God said unto Balaam, Thou shalt not go with them; thou shalt not curse the people: for they are blessed. زیرا که البته تو رابسیار تکریم خواهم نمود، و هر‌آنچه به من بگویی بجا خواهم آورد، پس بیا و این قوم را برای من لعنت کن.» bible_en_fa And Balaam rose up in the morning, and said unto the princes of Balak, Get you into your land: for the LORD refuseth to give me leave to go with you. بلعام در جواب نوکران بالاق گفت: اگر بالاق خانه خود را پر از نقره و طلا به من بخشد، نمی توانم از فرمان یهوه خدای خودتجاوز نموده، کم یا زیاد به عمل آورم. bible_en_fa And the princes of Moab rose up, and they went unto Balak, and said, Balaam refuseth to come with us. پس الان شما نیز امشب در اینجا بمانید تا بدانم که خداوند به من دیگر‌چه خواهد گفت.» bible_en_fa And Balak sent yet again princes, more, and more honourable than they. و خدادر شب نزد بلعام آمده، وی را گفت: «اگر این مردمان برای طلبیدن تو بیایند برخاسته، همراه ایشان برو، اما کلامی را که من به تو گویم به همان عمل نما.» bible_en_fa And they came to Balaam, and said to him, Thus saith Balak the son of Zippor, Let nothing, I pray thee, hinder thee from coming unto me: پس بلعام بامدادان برخاسته، الاغ خود را بیاراست و همراه سروران موآب روانه شد. bible_en_fa For I will promote thee unto very great honour, and I will do whatsoever thou sayest unto me: come therefore, I pray thee, curse me this people. و غضب خدا به‌سبب رفتن او افروخته شده، فرشته خداوند در راه به مقاومت وی ایستاد، و او بر الاغ خود سوار بود، و دو نوکرش همراهش بودند. bible_en_fa And Balaam answered and said unto the servants of Balak, If Balak would give me his house full of silver and gold, I cannot go beyond the word of the LORD my God, to do less or more. و الاغ، فرشته خداوند را باشمشیر برهنه به‌دستش، بر سر راه ایستاده دید. پس الاغ از راه به یک سو شده، به مزرعه‌ای رفت و بلعام الاغ را زد تا او را به راه برگرداند. bible_en_fa Now therefore, I pray you, tarry ye also here this night, that I may know what the LORD will say unto me more. پس فرشته خداوند در جای گود در میان تاکستان بایستاد، و به هر دو طرفش دیوار بود. bible_en_fa And God came unto Balaam at night, and said unto him, If the men come to call thee, rise up, and go with them; but yet the word which I shall say unto thee, that shalt thou do. و الاغ فرشته خداوند را دیده، خود را به دیوار چسبانید، و پای بلعام را به دیوار فشرد. پس او را بار دیگرزد. bible_en_fa And Balaam rose up in the morning, and saddled his ass, and went with the princes of Moab. و فرشته خداوند پیش رفته، در مکانی تنگ بایستاد، که جایی بجهت برگشتن به طرف راست یا چپ نبود. bible_en_fa And God's anger was kindled because he went: and the angel of the LORD stood in the way for an adversary against him. Now he was riding upon his ass, and his two servants were with him. و چون الاغ، فرشته خداوند رادید، در زیر بلعام خوابید. و خشم بلعام افروخته شده، الاغ را به عصای خود زد. bible_en_fa And the ass saw the angel of the LORD standing in the way, and his sword drawn in his hand: and the ass turned aside out of the way, and went into the field: and Balaam smote the ass, to turn her into the way. آنگاه خداونددهان الاغ را باز کرد که بلعام را گفت: به تو چه کرده‌ام که مرا این سه مرتبه زدی. bible_en_fa But the angel of the LORD stood in a path of the vineyards, a wall being on this side, and a wall on that side. بلعام به الاغ گفت: «از این جهت که تو مرا استهزا نمودی! کاش که شمشیر در دست من می‌بود که الان تو رامی کشتم.» bible_en_fa And when the ass saw the angel of the LORD, she thrust herself unto the wall, and crushed Balaam's foot against the wall: and he smote her again. الاغ به بلعام گفت: «آیا من الاغ تونیستم که از وقتی که مال تو شده‌ام تا امروز بر من سوار شده‌ای، آیا هرگز عادت می‌داشتم که به اینطور با تو رفتار نمایم؟» او گفت: «نی» bible_en_fa And the angel of the LORD went further, and stood in a narrow place, where was no way to turn either to the right hand or to the left. و خداوند چشمان بلعام را باز کرد تا فرشته خداوند را دید که با شمشیر برهنه در دستش، به‌سر راه ایستاده است پس خم شده، به روی درافتاد. bible_en_fa And when the ass saw the angel of the LORD, she fell down under Balaam: and Balaam's anger was kindled, and he smote the ass with a staff. و فرشته خداوند وی را گفت: «الاغ خود را این سه مرتبه چرا زدی؟ اینک من به مقاومت تو بیرون آمدم، زیرا که این سفر تو در نظرمن از روی تمرد است. bible_en_fa And the LORD opened the mouth of the ass, and she said unto Balaam, What have I done unto thee, that thou hast smitten me these three times? و الاغ مرا دیده، این سه مرتبه از من کناره جست، و اگر از من کناره نمی جست یقین الان تو را می‌کشتم و او را زنده نگاه می‌داشتم.» bible_en_fa And Balaam said unto the ass, Because thou hast mocked me: I would there were a sword in mine hand, for now would I kill thee. بلعام به فرشته خداوند گفت: «گناه کردم زیرا ندانستم که تو به مقابل من در راه ایستاده‌ای. پس الان اگر در نظر تو ناپسند است برمی گردم.» bible_en_fa And the ass said unto Balaam, Am not I thine ass, upon which thou hast ridden ever since I was thine unto this day? was I ever wont to do so unto thee? And he said, Nay. فرشته خداوند به بلعام گفت: «همراه این اشخاص برو لیکن سخنی را که من به تو گویم، همان را فقط بگو». پس بلعام همراه سروران بالاق رفت. bible_en_fa Then the LORD opened the eyes of Balaam, and he saw the angel of the LORD standing in the way, and his sword drawn in his hand: and he bowed down his head, and fell flat on his face. و چون بالاق شنید که بلعام آمده است، به استقبال وی تا شهر موآب که برحد ارنون و براقصای حدود وی بود، بیرون آمد. bible_en_fa And the angel of the LORD said unto him, Wherefore hast thou smitten thine ass these three times? behold, I went out to withstand thee, because thy way is perverse before me: و بالاق به بلعام گفت: «آیا برای طلبیدن تو نزد تو نفرستادم، پس چرا نزد من نیامدی، آیا حقیقت قادر نیستم که تو را به عزت رسانم؟» bible_en_fa And the ass saw me, and turned from me these three times: unless she had turned from me, surely now also I had slain thee, and saved her alive. بلعام به بالاق گفت: «اینک نزد تو آمده‌ام، آیا الان هیچ قدرتی دارم که چیزی بگویم؟ آنچه خدا به دهانم می‌گذارد همان را خواهم گفت.» bible_en_fa And Balaam said unto the angel of the LORD, I have sinned; for I knew not that thou stoodest in the way against me: now therefore, if it displease thee, I will get me back again. پس بلعام همرا بالاق رفته، به قریت حصوت رسیدند. bible_en_fa And the angel of the LORD said unto Balaam, Go with the men: but only the word that I shall speak unto thee, that thou shalt speak. So Balaam went with the princes of Balak. و بالاق گاوان وگوسفندان ذبح کرده، نزد بلعام و سرورانی که باوی بودند، فرستاد.و بامدادان بالاق بلعام رابرداشته، او را به بلندیهای بعل آورد، تا از آنجااقصای قوم خود را ملاحظه کند. bible_en_fa And when Balak heard that Balaam was come, he went out to meet him unto a city of Moab, which is in the border of Arnon, which is in the utmost coast. و بامدادان بالاق بلعام رابرداشته، او را به بلندیهای بعل آورد، تا از آنجااقصای قوم خود را ملاحظه کند. bible_en_fa And Balak said unto Balaam, Did I not earnestly send unto thee to call thee? wherefore camest thou not unto me? am I not able indeed to promote thee to honour? و بلعام به بالاق گفت: «در اینجا برای من هفت مذبح بساز، و هفت گاو و هفت قوچ در اینجا برایم حاضر کن.» bible_en_fa And Balaam said unto Balak, Lo, I am come unto thee: have I now any power at all to say any thing? the word that God putteth in my mouth, that shall I speak. و بالاق به نحوی که بلعام گفته بود به عمل آورد، و بالاق و بلعام، گاوی و قوچی بر هر مذبح گذرانیدند. bible_en_fa And Balaam went with Balak, and they came unto Kirjath-huzoth. و بلعام به بالاق گفت: «نزد قربانی سوختنی خود بایست، تا من بروم؛ شاید خداوند برای ملاقات من بیاید، وهر‌چه او به من نشان دهد آن را به تو باز خواهم گفت.» پس به تلی برآمد. bible_en_fa And Balak offered oxen and sheep, and sent to Balaam, and to the princes that were with him. و خدا بلعام را ملاقات کرد، و او وی را گفت: «هفت مذبح برپا داشتم و گاوی و قوچی بر هرمذبح قربانی کردم.» bible_en_fa And it came to pass on the morrow, that Balak took Balaam, and brought him up into the high places of Baal, that thence he might see the utmost part of the people. خداوند سخنی به دهان بلعام گذاشته، گفت: «نزد بالاق برگشته چنین بگو.» bible_en_fa And Balaam said unto Balak, Build me here seven altars, and prepare me here seven oxen and seven rams. پس نزد او برگشت، و اینک او با جمیع سروران موآب نزد قربانی سوختنی خود ایستاده بود. bible_en_fa And Balak did as Balaam had spoken; and Balak and Balaam offered on every altar a bullock and a ram. و مثل خود را آورده، گفت: «بالاق ملک موآب مرا از ارام از کوههای مشرق آورد، که بیایعقوب را برای من لعنت کن، و بیا اسرائیل رانفرین نما. bible_en_fa And Balaam said unto Balak, Stand by thy burnt offering, and I will go: peradventure the LORD will come to meet me: and whatsoever he sheweth me I will tell thee. And he went to an high place. چگونه لعنت کنم آن را که خدا لعنت نکرده است؟ و چگونه نفرین نمایم آن را که خداوند نفرین ننموده است؟ bible_en_fa And God met Balaam: and he said unto him, I have prepared seven altars, and I have offered upon every altar a bullock and a ram. زیرا از سرصخره‌ها او را می‌بینم. و از کوهها او را مشاهده می‌نمایم. اینک قومی است که به تنهایی ساکن می‌شود، و در میان امتها حساب نخواهد شد. bible_en_fa And the LORD put a word in Balaam's mouth, and said, Return unto Balak, and thus thou shalt speak. کیست که غبار یعقوب را تواند شمرد یا ربع اسرائیل را حساب نماید؟ کاش که من به وفات عادلان بمیرم و عاقبت من مثل عاقبت ایشان باشد.» bible_en_fa And he returned unto him, and, lo, he stood by his burnt sacrifice, he, and all the princes of Moab. پس بالاق به بلعام گفت: «به من چه کردی؟ تو را آوردم تا دشمنانم را لعنت کنی، و هان برکت تمام دادی!» bible_en_fa And he took up his parable, and said, Balak the king of Moab hath brought me from Aram, out of the mountains of the east, saying, Come, curse me Jacob, and come, defy Israel. او در جواب گفت: «آیا نمی بایدباحذر باشم تا آنچه را که خداوند به دهانم گذاردبگویم؟» bible_en_fa How shall I curse, whom God hath not cursed? or how shall I defy, whom the LORD hath not defied? بالاق وی را گفت: «بیا الان همراه من به‌جای دیگر که از آنجا ایشان را توانی دید، فقطاقصای ایشان را خواهی دید، و جمیع ایشان رانخواهی دید و از آنجا ایشان را برای من لعنت کن.» bible_en_fa For from the top of the rocks I see him, and from the hills I behold him: lo, the people shall dwell alone, and shall not be reckoned among the nations. پس او را به صحرای صوفیم، نزد قله فسجه برد و هفت مذبح بنا نموده، گاوی و قوچی بر هر مذبح قربانی کرد. bible_en_fa Who can count the dust of Jacob, and the number of the fourth part of Israel? Let me die the death of the righteous, and let my last end be like his! و او به بالاق گفت: «نزدقربانی سوختنی خود، اینجا بایست تا من در آنجا(خداوند را) ملاقات نمایم.» bible_en_fa And Balak said unto Balaam, What hast thou done unto me? I took thee to curse mine enemies, and, behold, thou hast blessed them altogether. و خداوند بلعام را ملاقات نموده، و سخنی در زبانش گذاشته، گفت: «نزد بالاق برگشته، چنین بگو.» bible_en_fa And he answered and said, Must I not take heed to speak that which the LORD hath put in my mouth? پس نزدوی آمد، و اینک نزد قربانی سوختنی خود باسروران موآب ایستاده بود، و بالاق از او پرسیدکه «خداوند چه گفت؟» bible_en_fa And Balak said unto him, Come, I pray thee, with me unto another place, from whence thou mayest see them: thou shalt see but the utmost part of them, and shalt not see them all: and curse me them from thence. آنگاه مثل خود راآورده، گفت: «ای بالاق برخیز و بشنو. و‌ای پسرصفور مرا گوش بگیر. bible_en_fa And he brought him into the field of Zophim, to the top of Pisgah, and built seven altars, and offered a bullock and a ram on every altar. خدا انسان نیست که دروغ بگوید. و از بنی آدم نیست که به اراده خودتغییر بدهد. آیا او سخنی گفته باشد و نکند؟ یاچیزی فرموده باشد و استوار ننماید؟ bible_en_fa And he said unto Balak, Stand here by thy burnt offering, while I meet the LORD yonder. اینک مامور شده‌ام که برکت بدهم. و او برکت داده است و آن را رد نمی توانم نمود. bible_en_fa And the LORD met Balaam, and put a word in his mouth, and said, Go again unto Balak, and say thus. او گناهی دریعقوب ندیده، و خطایی در اسرائیل مشاهده ننموده است. یهوه خدای او با وی است. و نعره پادشاه در میان ایشان است. bible_en_fa And when he came to him, behold, he stood by his burnt offering, and the princes of Moab with him. And Balak said unto him, What hath the LORD spoken? خدا ایشان را ازمصر بیرون آورد. او را شاخها مثل گاو وحشی است. bible_en_fa And he took up his parable, and said, Rise up, Balak, and hear; hearken unto me, thou son of Zippor: به درستی که بر یعقوب افسون نیست وبر اسرائیل فالگیری نی. درباره یعقوب و درباره اسرائیل در وقتش گفته خواهد شد، که خدا چه کرده است. bible_en_fa God is not a man, that he should lie; neither the son of man, that he should repent: hath he said, and shall he not do it? or hath he spoken, and shall he not make it good? اینک قوم مثل شیر ماده خواهندبرخاست. و مثل شیر نر خویشتن را خواهندبرانگیخت، و تا شکار را نخورد، و خون کشتگان را ننوشد، نخواهد خوابید.» bible_en_fa Behold, I have received commandment to bless: and he hath blessed; and I cannot reverse it. بالاق به بلعام گفت: «نه ایشان را لعنت کن ونه برکت ده.» bible_en_fa He hath not beheld iniquity in Jacob, neither hath he seen perverseness in Israel: the LORD his God is with him, and the shout of a king is among them. بلعام در جواب بالاق گفت: «آیاتو را نگفتم که هر‌آنچه خداوند به من گوید، آن را باید بکنم؟» bible_en_fa God brought them out of Egypt; he hath as it were the strength of an unicorn. بالاق به بلعام گفت: «بیا تا تو را به‌جای دیگر ببرم، شاید در نظر خدا پسند آید که ایشان را برای من از آنجا لعنت نمایی.» bible_en_fa Surely there is no enchantment against Jacob, neither is there any divination against Israel: according to this time it shall be said of Jacob and of Israel, What hath God wrought! پس بالاق بلعام را بر قله فغور که مشرف بر بیابان است، برد. bible_en_fa Behold, the people shall rise up as a great lion, and lift up himself as a young lion: he shall not lie down until he eat of the prey, and drink the blood of the slain. بلعام به بالاق گفت: «در اینجا برای من هفت مذبح بساز و هفت گاو و هفت قوچ از برایم دراینجا حاضر کن.»و بالاق به طوری که بلعام گفته بود، عمل نموده، گاوی و قوچی بر هر مذبح قربانی کرد. bible_en_fa And Balak said unto Balaam, Neither curse them at all, nor bless them at all. و بالاق به طوری که بلعام گفته بود، عمل نموده، گاوی و قوچی بر هر مذبح قربانی کرد. bible_en_fa But Balaam answered and said unto Balak, Told not I thee, saying, All that the LORD speaketh, that I must do? و چون بلعام دید که اسرائیل را برکت دادن به نظر خداوند پسند می‌آید، مثل دفعه های پیش برای طلبیدن افسون نرفت، بلکه به سوی صحرا توجه نمود. bible_en_fa And Balak said unto Balaam, Come, I pray thee, I will bring thee unto another place; peradventure it will please God that thou mayest curse me them from thence. و بلعام چشمان خودرا بلند کرده، اسرائیل را دید که موافق اسباط خودساکن می‌بودند. و روح خدا بر او نازل شد. bible_en_fa And Balak brought Balaam unto the top of Peor, that looketh toward Jeshimon. پس مثل خود را آورده، گفت: «وحی بلعام بن بعور. وحی آن مردی که چشمانش باز شد. bible_en_fa And Balaam said unto Balak, Build me here seven altars, and prepare me here seven bullocks and seven rams. وحی آن کسی‌که سخنان خدا را شنید. و رویای قادرمطلق را مشاهده نمود. آنکه بیفتاد و چشمان اوگشاده گردید. bible_en_fa And Balak did as Balaam had said, and offered a bullock and a ram on every altar. چه زیباست خیمه های تو‌ای یعقوب! و مسکنهای تو‌ای اسرائیل! bible_en_fa And when Balaam saw that it pleased the LORD to bless Israel, he went not, as at other times, to seek for enchantments, but he set his face toward the wilderness. مثل وادیهای کشیده شده، مثل باغها بر کنار رودخانه، مثل درختان عود که خداوند غرس نموده باشد، ومثل سروهای آزاد نزد جویهای آب. bible_en_fa And Balaam lifted up his eyes, and he saw Israel abiding in his tents according to their tribes; and the spirit of God came upon him. آب ازدلوهایش ریخته خواهد شد. و بذر او در آبهای بسیار خواهد بود. و پادشاه او از اجاج بلندتر، ومملکت او برافراشته خواهد شد. bible_en_fa And he took up his parable, and said, Balaam the son of Beor hath said, and the man whose eyes are open hath said: خدا او را ازمصر بیرون آورد. او را شاخها مثل گاو وحشی است. امتهای دشمنان خود را خواهد بلعید و استخوانهای ایشان را خواهد شکست و ایشان رابه تیرهای خود خواهد دوخت. bible_en_fa He hath said, which heard the words of God, which saw the vision of the Almighty, falling into a trance, but having his eyes open: مثل شیر نرخود را جمع کرده، خوابید. و مثل شیر ماده کیست که او را برانگیزاند؟ مبارک باد هر‌که تو رابرکت دهد. و ملعون باد هر‌که تو را لعنت نماید!» bible_en_fa How goodly are thy tents, O Jacob, and thy tabernacles, O Israel! پس خشم بالاق بر بلعام افروخته شده، هردو دست خود را بر هم زد و بالاق به بلعام گفت: «تو را خواندم تا دشمنانم را لعنت کنی و اینک این سه مرتبه ایشان را برکت تمام دادی. bible_en_fa As the valleys are they spread forth, as gardens by the river's side, as the trees of lign aloes which the LORD hath planted, and as cedar trees beside the waters. پس الان به‌جای خود فرار کن! گفتم که تو را احترام تمام نمایم. همانا خداوند تو را از احترام بازداشته است.» bible_en_fa He shall pour the water out of his buckets, and his seed shall be in many waters, and his king shall be higher than Agag, and his kingdom shall be exalted. بلعام به بالاق گفت آیا به رسولانی که نزد من فرستاده بودی نیز نگفتم: bible_en_fa God brought him forth out of Egypt; he hath as it were the strength of an unicorn: he shall eat up the nations his enemies, and shall break their bones, and pierce them through with his arrows. که اگر بالاق خانه خود را پر از نقره و طلا به من بدهد، نمی توانم از فرمان خداوند تجاوز نموده، از دل خود نیک یا بد بکنم بلکه آنچه خداوند به من گوید آن را خواهم گفت؟ bible_en_fa He couched, he lay down as a lion, and as a great lion: who shall stir him up? Blessed is he that blesseth thee, and cursed is he that curseth thee. و الان اینک نزدقوم خود می‌روم. بیا تا تو را اعلام نمایم که این قوم با قوم تو در ایام آخر چه خواهند کرد. bible_en_fa And Balak's anger was kindled against Balaam, and he smote his hands together: and Balak said unto Balaam, I called thee to curse mine enemies, and, behold, thou hast altogether blessed them these three times. پس مثل خود را آورده، گفت: «وحی بلعام بن بعور. وحی آن مردی که چشمانش بازشد. bible_en_fa Therefore now flee thou to thy place: I thought to promote thee unto great honour; but, lo, the LORD hath kept thee back from honour. وحی آن کسی‌که سخنان خدا را شنید. ومعرفت حضرت اعلی را دانست. و رویای قادرمطلق را مشاهده نمود. آنکه بیفتاد و چشمان اوگشوده گردید. bible_en_fa And Balaam said unto Balak, Spake I not also to thy messengers which thou sentest unto me, saying, او را خواهم دید لیکن نه الان. اورا مشاهده خواهم نمود اما نزدیک نی. ستاره‌ای از یعقوب طلوع خواهد کرد و عصایی از اسرائیل خواهد برخاست و اطراف موآب را خواهدشکست. و جمیع ابنای فتنه را هلاک خواهدساخت. bible_en_fa If Balak would give me his house full of silver and gold, I cannot go beyond the commandment of the LORD, to do either good or bad of mine own mind; but what the LORD saith, that will I speak? و ادوم ملک او خواهد شد ودشمنانش (اهل ) سعیر، مملوک او خواهندگردید. و اسرائیل به شجاعت عمل خواهد نمود. bible_en_fa And now, behold, I go unto my people: come therefore, and I will advertise thee what this people shall do to thy people in the latter days. و کسی‌که از یعقوب ظاهر می‌شود، سلطنت خواهد نمود. و بقیه اهل شهر را هلاک خواهدساخت.» bible_en_fa And he took up his parable, and said, Balaam the son of Beor hath said, and the man whose eyes are open hath said: و به عمالقه نظر انداخته، مثل خود راآورده، گفت: «عمالیق اول امتها بود، اما آخر اومنتهی به هلاکت است.» bible_en_fa He hath said, which heard the words of God, and knew the knowledge of the most High, which saw the vision of the Almighty, falling into a trance, but having his eyes open: و بر قینیان نظر انداخته، مثل خود را آورد وگفت: «مسکن تو مستحکم و آشیانه تو بر صخره نهاده (شده است ). bible_en_fa I shall see him, but not now: I shall behold him, but not nigh: there shall come a Star out of Jacob, and a Sceptre shall rise out of Israel, and shall smite the corners of Moab, and destroy all the children of Sheth. لیکن قاین تباه خواهد شد، تا وقتی که آشور تو را به اسیری ببرد.» bible_en_fa And Edom shall be a possession, Seir also shall be a possession for his enemies; and Israel shall do valiantly. پس مثل خود را آورده، گفت: «وای! چون خدا این را می‌کند، کیست که زنده بماند؟ bible_en_fa Out of Jacob shall come he that shall have dominion, and shall destroy him that remaineth of the city. وکشتیها از جانب کتیم آمده، آشور را ذلیل خواهند ساخت، و عابر را ذلیل خواهند گردانید، و او نیز به هلاکت خواهد رسید.»و بلعام برخاسته، روانه شده، به‌جای خودرفت و بالاق نیز راه خود را پیش گرفت. bible_en_fa And when he looked on Amalek, he took up his parable, and said, Amalek was the first of the nations; but his latter end shall be that he perish for ever. و بلعام برخاسته، روانه شده، به‌جای خودرفت و بالاق نیز راه خود را پیش گرفت. bible_en_fa And he looked on the Kenites, and took up his parable, and said, Strong is thy dwellingplace, and thou puttest thy nest in a rock. و اسرائیل در شطیم اقامت نمودند، وقوم با دختران موآب زنا کردن گرفتند. bible_en_fa Nevertheless the Kenite shall be wasted, until Asshur shall carry thee away captive. زیرا که ایشان قوم را به قربانی های خدایان خوددعوت نمودند، پس قوم می‌خوردند و به خدایان ایشان سجده می‌نمودند. bible_en_fa And he took up his parable, and said, Alas, who shall live when God doeth this! و اسرائیل به بعل فغورملحق شدند، و غضب خداوند بر اسرائیل افروخته شد. bible_en_fa And ships shall come from the coast of Chittim, and shall afflict Asshur, and shall afflict Eber, and he also shall perish for ever. و خداوند به موسی گفت که: «تمامی روسای قوم را گرفته، ایشان را برای خداوند پیش آفتاب به دار بکش، تا شدت خشم خداوند از اسرائیل برگردد.» bible_en_fa And Balaam rose up, and went and returned to his place: and Balak also went his way. و موسی به داوران اسرائیل گفت که «هر یکی از شما کسان خود راکه به بعل فغور ملحق شدند، بکشید.» bible_en_fa And Israel abode in Shittim, and the people began to commit whoredom with the daughters of Moab. و اینک مردی از بنی‌اسرائیل آمده، زن مدیانی‌ای را در نظر موسی و در نظر تمامی جماعت بنی‌اسرائیل نزد برادران خود آورد، وایشان به دروازه خیمه اجتماع گریه می‌کردند. bible_en_fa And they called the people unto the sacrifices of their gods: and the people did eat, and bowed down to their gods. وچون فینحاس بن العازار بن هارون کاهن، این رادید، از میان جماعت برخاسته، نیزه‌ای به‌دست خود گرفت، bible_en_fa And Israel joined himself unto Baal-peor: and the anger of the LORD was kindled against Israel. و از عقب آن مرد اسرائیلی به قبه داخل شده، هر دوی ایشان یعنی آن مرداسرائیلی و زن را به شکمش فرو برد، و وبا ازبنی‌اسرائیل رفع شد. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Take all the heads of the people, and hang them up before the LORD against the sun, that the fierce anger of the LORD may be turned away from Israel. و آنانی که از وبا مردند، بیست و چهار هزار نفر بودند. bible_en_fa And Moses said unto the judges of Israel, Slay ye every one his men that were joined unto Baal-peor. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And, behold, one of the children of Israel came and brought unto his brethren a Midianitish woman in the sight of Moses, and in the sight of all the congregation of the children of Israel, who were weeping before the door of the tabernacle of the congregation. «فینحاس بن العازار بن هارون کاهن، غضب مرااز بنی‌اسرائیل برگردانید، چونکه باغیرت من درمیان ایشان غیور شد، تا بنی‌اسرائیل را در غیرت خود هلاک نسازم. bible_en_fa And when Phinehas, the son of Eleazar, the son of Aaron the priest, saw it, he rose up from among the congregation, and took a javelin in his hand; لهذا بگو اینک عهدسلامتی خود را به او می‌بخشم. bible_en_fa And he went after the man of Israel into the tent, and thrust both of them through, the man of Israel, and the woman through her belly. So the plague was stayed from the children of Israel. و برای او وبرای ذریتش بعد از او این عهد کهانت جاودانی خواهد بود، زیرا که برای خدای خود غیور شد، وبجهت بنی‌اسرائیل کفاره نمود.» bible_en_fa And those that died in the plague were twenty and four thousand. و اسم آن مرد اسرائیلی مقتول که با زن مدیانی کشته گردید، زمری ابن سالو رئیس خاندان آبای سبط شمعون بود. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و اسم زن مدیانی که کشته شد، کزبی دختر صور بود و اورئیس قوم خاندان آبا در مدیان بود. bible_en_fa Phinehas, the son of Eleazar, the son of Aaron the priest, hath turned my wrath away from the children of Israel, while he was zealous for my sake among them, that I consumed not the children of Israel in my jealousy. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa Wherefore say, Behold, I give unto him my covenant of peace: «مدیانیان را ذلیل ساخته، مغلوب سازید.زیرا که ایشان شما را به مکاید خود ذلیل ساختند، چونکه شما را در واقعه فغور و در امرخواهر خود کزبی، دختر رئیس مدیان، که در روزوبا در واقعه فغور کشته شد، فریب دادند.» bible_en_fa And he shall have it, and his seed after him, even the covenant of an everlasting priesthood; because he was zealous for his God, and made an atonement for the children of Israel. زیرا که ایشان شما را به مکاید خود ذلیل ساختند، چونکه شما را در واقعه فغور و در امرخواهر خود کزبی، دختر رئیس مدیان، که در روزوبا در واقعه فغور کشته شد، فریب دادند.» bible_en_fa Now the name of the Israelite that was slain, even that was slain with the Midianitish woman, was Zimri, the son of Salu, a prince of a chief house among the Simeonites. و بعد از وبا، خداوند موسی و العازاربن هارون کاهن را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And the name of the Midianitish woman that was slain was Cozbi, the daughter of Zur; he was head over a people, and of a chief house in Midian. «شماره تمامی بنی‌اسرائیل را برحسب خاندان آبای ایشان، از بیست ساله و بالاتر، یعنی جمیع کسانی را که از اسرائیل به جنگ بیرون می‌روند، بگیرید.» bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, پس موسی و العازار کاهن ایشان را درعربات موآب، نزد اردن در مقابل اریحا خطاب کرده، گفتند: bible_en_fa Vex the Midianites, and smite them: «قوم را از بیست ساله و بالاتربشمارید، چنانکه خداوند موسی و بنی‌اسرائیل را که از زمین مصر بیرون آمدند، امر فرموده بود.» bible_en_fa For they vex you with their wiles, wherewith they have beguiled you in the matter of Peor, and in the matter of Cozbi, the daughter of a prince of Midian, their sister, which was slain in the day of the plague for Peor's sake. روبین نخست زاده اسرائیل: بنی روبین: ازحنوک، قبیله حنوکیان. و از فلو، قبیله فلوئیان. bible_en_fa And it came to pass after the plague, that the LORD spake unto Moses and unto Eleazar the son of Aaron the priest, saying, واز حصرون، قبیله حصرونیان. و از کرمی، قبیله کرمیان. bible_en_fa Take the sum of all the congregation of the children of Israel, from twenty years old and upward, throughout their father's house, all that are able to go to war in Israel. اینانند قبایل روبینیان و شمرده شدگان ایشان، چهل و سه هزار و هفتصد و سی نفر بودند. bible_en_fa And Moses and Eleazar the priest spake with them in the plains of Moab by Jordan near Jericho, saying, و بنی فلو: الیاب. bible_en_fa Take the sum of the people, from twenty years old and upward; as the LORD commanded Moses and the children of Israel, which went forth out of the land of Egypt. و بنی الیاب: نموئیل و داتان و ابیرام. اینانند داتان و ابیرام که خوانده‌شدگان جماعت بوده، با موسی و هارون در جمعیت قورح مخاصمه کردند، چون با خداوند مخاصمه نمودند، bible_en_fa Reuben, the eldest son of Israel: the children of Reuben; Hanoch, of whom cometh the family of the Hanochites: of Pallu, the family of the Palluites: و زمین دهان خود را گشوده، ایشان رابا قورح فرو برد، هنگامی که آن گروه مردند وآتش، آن دویست و پنجاه نفر را سوزانیده، عبرت گشتند. bible_en_fa Of Hezron, the family of the Hezronites: of Carmi, the family of the Carmites. لکن پسران قورح نمردند. bible_en_fa These are the families of the Reubenites: and they that were numbered of them were forty and three thousand and seven hundred and thirty. و بنی شمعون برحسب قبایل ایشان: ازنموئیل، قبیله نموئیلیان و از یامین، قبیله یامینیان و از یاکین، قبیله یاکینیان. bible_en_fa And the sons of Pallu; Eliab. و از زارح قبیله زارحیان و از شاول قبیله شاولیان. bible_en_fa And the sons of Eliab; Nemuel, and Dathan, and Abiram. This is that Dathan and Abiram, which were famous in the congregation, who strove against Moses and against Aaron in the company of Korah, when they strove against the LORD: اینانندقبایل شمعونیان: بیست و دو هزار و دویست نفر. bible_en_fa And the earth opened her mouth, and swallowed them up together with Korah, when that company died, what time the fire devoured two hundred and fifty men: and they became a sign. و بنی جاد برحسب قبایل ایشان: از صفون قبیله صفونیان و از حجی قبیله حجیان و از شونی قبیله شونیان. bible_en_fa Notwithstanding the children of Korah died not. و از ازنی قبیله ازنیان و از عیری، قبیله عیریان. bible_en_fa The sons of Simeon after their families: of Nemuel, the family of the Nemuelites: of Jamin, the family of the Jaminites: of Jachin, the family of the Jachinites: و از ارود قبیله ارودیان و ازارئیلی قبیله ارئیلیان. bible_en_fa Of Zerah, the family of the Zarhites: of Shaul, the family of the Shaulites. اینانند قبایل بنی جادبرحسب شماره ایشان، چهل هزار و پانصد نفر. bible_en_fa These are the families of the Simeonites, twenty and two thousand and two hundred. و بنی یهودا عیر و اونان. و عیر و اونان درزمین کنعان مردند. bible_en_fa The children of Gad after their families: of Zephon, the family of the Zephonites: of Haggi, the family of the Haggites: of Shuni, the family of the Shunites: و بنی یهودا برحسب قبایل ایشان اینانند: از شیله قبیله شیلئیان و از فارص قبیله فارصیان و از زارح قبیله زارحیان. bible_en_fa Of Ozni, the family of the Oznites: of Eri, the family of the Erites: وبنی فارص اینانند: از حصرون قبیله حصرونیان واز حامول قبیله حامولیان. bible_en_fa Of Arod, the family of the Arodites: of Areli, the family of the Arelites. اینانند قبایل یهودابرحسب شمرده شدگان ایشان، هفتاد و شش هزارو پانصد نفر. bible_en_fa These are the families of the children of Gad according to those that were numbered of them, forty thousand and five hundred. و بنی یساکار برحسب قبایل ایشان: از تولع قبیله تولعیان و از فوه قبیله فوئیان. bible_en_fa The sons of Judah were Er and Onan: and Er and Onan died in the land of Canaan. و از یاشوب قبیله یاشوبیان و از شمرون قبیله شمرونیان. bible_en_fa And the sons of Judah after their families were; of Shelah, the family of the Shelanites: of Pharez, the family of the Pharzites: of Zerah, the family of the Zarhites. اینانند قبایل یساکار برحسب شمرده شدگان ایشان، شصت و چهار هزار و سیصد نفر. bible_en_fa And the sons of Pharez were; of Hezron, the family of the Hezronites: of Hamul, the family of the Hamulites. و بنی زبولون برحسب قبایل ایشان: از ساردقبیله ساردیان و از ایلون قبیله ایلونیان و ازیحلیئیل قبیله یحلیئیلیان. bible_en_fa These are the families of Judah according to those that were numbered of them, threescore and sixteen thousand and five hundred. اینانند قبایل زبولونیان برحسب شمرده شدگان ایشان، شصت هزار و پانصد نفر. bible_en_fa Of the sons of Issachar after their families: of Tola, the family of the Tolaites: of Pua, the family of the Punites: و بنی یوسف برحسب قبایل ایشان: منسی و افرایم. bible_en_fa Of Jashub, the family of the Jashubites: of Shimron, the family of the Shimronites. و بنی منسی: از ماکیر قبیله ماکیریان وماکیر جلعاد را آورد و از جلعاد قبیله جلعادیان. bible_en_fa These are the families of Issachar according to those that were numbered of them, threescore and four thousand and three hundred. اینانند بنی جلعاد: از ایعزر قبیله ایعزریان، ازحالق قبیله حالقیان. bible_en_fa Of the sons of Zebulun after their families: of Sered, the family of the Sardites: of Elon, the family of the Elonites: of Jahleel, the family of the Jahleelites. از اسریئیل قبیله اسریئیلیان، از شکیم قبیله شکیمیان. bible_en_fa These are the families of the Zebulunites according to those that were numbered of them, threescore thousand and five hundred. ازشمیداع قبیله شمیداعیان و از حافر قبیله حافریان. bible_en_fa The sons of Joseph after their families were Manasseh and Ephraim. و صلحفاد بن حافر را پسری نبودلیکن دختران داشت و نامهای دختران صلحفاد محله و نوعه و حجله و ملکه و ترصه. bible_en_fa Of the sons of Manasseh: of Machir, the family of the Machirites: and Machir begat Gilead: of Gilead come the family of the Gileadites. اینانندقبایل منسی و شمرده شدگان ایشان، پنجاه ودوهزار و هفتصد نفر بودند. bible_en_fa These are the sons of Gilead: of Jeezer, the family of the Jeezerites: of Helek, the family of the Helekites: و اینانند بنی افرایم برحسب قبایل ایشان: از شوتالح قبیله شوتالحیان و از باکر قبیله باکریان و از تاحن قبیله تاحنیان. bible_en_fa And of Asriel, the family of the Asrielites: and of Shechem, the family of the Shechemites: و بنی شوتالح اینانند: از عیران قبیله عیرانیان. bible_en_fa And of Shemida, the family of the Shemidaites: and of Hepher, the family of the Hepherites. اینانند قبایل بنی افرایم برحسب شمرده شدگان ایشان، سی و دو هزار وپانصد نفر. و بنی یوسف برحسب قبایل ایشان اینانند. bible_en_fa And Zelophehad the son of Hepher had no sons, but daughters: and the names of the daughters of Zelophehad were Mahlah, and Noah, Hoglah, Milcah, and Tirzah. و بنی بنیامین برحسب قبایل ایشان: از بالع قبیله بالعیان از اشبیل قبیله اشبیلیان و از احیرام قبیله احیرامیان. bible_en_fa These are the families of Manasseh, and those that were numbered of them, fifty and two thousand and seven hundred. از شفوفام قبیله شفوفامیان ازحوفام قبیله حوفامیان. bible_en_fa These are the sons of Ephraim after their families: of Shuthelah, the family of the Shuthalhites: of Becher, the family of the Bachrites: of Tahan, the family of the Tahanites. و بنی بالع: ارد و نعمان. از ارد قبیله اردیان و از نعمان قبیله نعمانیان. bible_en_fa And these are the sons of Shuthelah: of Eran, the family of the Eranites. اینانند بنی بنیامین برحسب قبایل ایشان وشمرده شدگان ایشان، چهل و پنج هزار و ششصدنفر بودند. bible_en_fa These are the families of the sons of Ephraim according to those that were numbered of them, thirty and two thousand and five hundred. These are the sons of Joseph after their families. اینانند بنی دان برحسب قبایل ایشان: ازشوحام قبیله شوحامیان. اینانند قبایل دان برحسب قبایل ایشان. bible_en_fa The sons of Benjamin after their families: of Bela, the family of the Belaites: of Ashbel, the family of the Ashbelites: of Ahiram, the family of the Ahiramites: جمیع قبایل شوحامیان برحسب شمرده شدگان ایشان، شصت وچهارهزار و چهارصد نفر بودند. bible_en_fa Of Shupham, the family of the Shuphamites: of Hupham, the family of the Huphamites. اینانند بنی اشیر برحسب قبایل ایشان: ازیمنه قبیله یمنئیان، از یشوی قبیله یشویان، ازبریعه قبیله بریعئیان، bible_en_fa And the sons of Bela were Ard and Naaman: of Ard, the family of the Ardites: and of Naaman, the family of the Naamites. از بنی بریعه، از حابر قبیله حابریان، از ملکیئیل قبیله ملکیئیلیان. bible_en_fa These are the sons of Benjamin after their families: and they that were numbered of them were forty and five thousand and six hundred. و نام دختر اشیر، ساره بود. bible_en_fa These are the sons of Dan after their families: of Shuham, the family of the Shuhamites. These are the families of Dan after their families. اینانند قبایل بنی اشیربرحسب شمرده شدگان ایشان، پنجاه و سه هزار وچهارصد نفر. bible_en_fa All the families of the Shuhamites, according to those that were numbered of them, were threescore and four thousand and four hundred. اینانند بنی نفتالی برحسب قبایل ایشان: ازیاحصئیل، قبیله یاحصئیلیان، از جونی قبیله جونیان. bible_en_fa Of the children of Asher after their families: of Jimna, the family of the Jimnites: of Jesui, the family of the Jesuites: of Beriah, the family of the Beriites. از یصر قبیله یصریان از شلیم قبیله شلیمیان. bible_en_fa Of the sons of Beriah: of Heber, the family of the Heberites: of Malchiel, the family of the Malchielites. اینانند قبایل نفتالی برحسب قبایل ایشان و شمرده شدگان ایشان، چهل و پنج هزار وچهارصد نفر بودند. bible_en_fa And the name of the daughter of Asher was Sarah. اینانند شمرده شدگان بنی‌اسرائیل: ششصدو یکهزار و هفتصد و سی نفر. bible_en_fa These are the families of the sons of Asher according to those that were numbered of them; who were fifty and three thousand and four hundred. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa Of the sons of Naphtali after their families: of Jahzeel, the family of the Jahzeelites: of Guni, the family of the Gunites: «برای اینان برحسب شماره نامها، زمین برای ملکیت تقسیم بشود. bible_en_fa Of Jezer, the family of the Jezerites: of Shillem, the family of the Shillemites. برای کثیر، نصیب او رازیاده کن و برای قلیل، نصیب او را کم نما، به هرکس برحسب شمرده شدگان او نصیبش داده شود. bible_en_fa These are the families of Naphtali according to their families: and they that were numbered of them were forty and five thousand and four hundred. لیکن زمین به قرعه تقسیم شود، و برحسب نامهای اسباط آبای خود در آن تصرف نمایند. bible_en_fa These were the numbered of the children of Israel, six hundred thousand and a thousand seven hundred and thirty. موافق قرعه، ملک ایشان در میان کثیر و قلیل تقسیم شود.» bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و اینانند شمرده شدگان لاوی برحسب قبایل ایشان: از جرشون قبیله جرشونیان، ازقهات قبیله قهاتیان، از مراری قبیله مراریان. bible_en_fa Unto these the land shall be divided for an inheritance according to the number of names. اینانند قبایل لاویان: قبیله لبنیان و قبیله حبرونیان و قبیله محلیان و قبیله موشیان و قبیله قورحیان. اما قهات، عمرام را آورد. bible_en_fa To many thou shalt give the more inheritance, and to few thou shalt give the less inheritance: to every one shall his inheritance be given according to those that were numbered of him. و نام زن عمرام، یوکابد بود، دختر لاوی که برای لاوی درمصر زاییده شد و او برای عمرام، هارون و موسی و خواهر ایشان مریم را زایید. bible_en_fa Notwithstanding the land shall be divided by lot: according to the names of the tribes of their fathers they shall inherit. و برای هارون ناداب و ابیهو و العازار و ایتامار زاییده شدند. bible_en_fa According to the lot shall the possession thereof be divided between many and few. ناداب و ابیهو چون آتش غریبی به حضورخداوند گذرانیده بودند، مردند. bible_en_fa And these are they that were numbered of the Levites after their families: of Gershon, the family of the Gershonites: of Kohath, the family of the Kohathites: of Merari, the family of the Merarites. وشمرده شدگان ایشان یعنی همه ذکوران از یک ماهه و بالاتر، بیست و سه هزار نفر بودند زیرا که ایشان در میان بنی‌اسرائیل شمرده نشدند، چونکه نصیبی در میان بنی‌اسرائیل به ایشان داده نشد. bible_en_fa These are the families of the Levites: the family of the Libnites, the family of the Hebronites, the family of the Mahlites, the family of the Mushites, the family of the Korathites. And Kohath begat Amram. اینانند آنانی که موسی و العازار کاهن شمردند، وقتی که بنی‌اسرائیل را در عربات موآب نزد اردن در مقابل اریحا شمردند. bible_en_fa And the name of Amram's wife was Jochebed, the daughter of Levi, whom her mother bare to Levi in Egypt: and she bare unto Amram Aaron and Moses, and Miriam their sister. و درمیان ایشان کسی نبود از آنانی که موسی و هارون کاهن، شمرده بودند وقتی که بنی‌اسرائیل را دربیابان سینا شمردند.زیرا خداوند درباره ایشان گفته بود که البته در بیابان خواهند مرد، پس از آنهایک مرد سوای کالیب بن یفنه و یوشع بن نون باقی نماند. bible_en_fa And unto Aaron was born Nadab, and Abihu, Eleazar, and Ithamar. زیرا خداوند درباره ایشان گفته بود که البته در بیابان خواهند مرد، پس از آنهایک مرد سوای کالیب بن یفنه و یوشع بن نون باقی نماند. bible_en_fa And Nadab and Abihu died, when they offered strange fire before the LORD. و دختران صلفحاد بن حافر بن جلعادبن ماکیر بن منسی، که از قبایل منسی ابن یوسف بود نزدیک آمدند، و اینهاست نامهای دخترانش: محله و نوعه و حجله و ملکه و ترصه. bible_en_fa And those that were numbered of them were twenty and three thousand, all males from a month old and upward: for they were not numbered among the children of Israel, because there was no inheritance given them among the children of Israel. و به حضور موسی و العازار کاهن، و به حضورسروران و تمامی جماعت نزد در خیمه اجتماع ایستاده، گفتند: bible_en_fa These are they that were numbered by Moses and Eleazar the priest, who numbered the children of Israel in the plains of Moab by Jordan near Jericho. «پدر ما در بیابان مرد و او از آن گروه نبود که در جمعیت قورح به ضد خداوندهمداستان شدند، بلکه در گناه خود مرد و پسری نداشت. bible_en_fa But among these there was not a man of them whom Moses and Aaron the priest numbered, when they numbered the children of Israel in the wilderness of Sinai. پس چرا نام پدر ما از این جهت که پسری ندارد از میان قبیله‌اش محو شود، لهذا ما رادر میان برادران پدر ما نصیبی بده.» bible_en_fa For the LORD had said of them, They shall surely die in the wilderness. And there was not left a man of them, save Caleb the son of Jephunneh, and Joshua the son of Nun. پس موسی دعوی ایشان را به حضورخداوند آورد. bible_en_fa Then came the daughters of Zelophehad, the son of Hepher, the son of Gilead, the son of Machir, the son of Manasseh, of the families of Manasseh the son of Joseph: and these are the names of his daughters; Mahlah, Noah, and Hoglah, and Milcah, and Tirzah. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And they stood before Moses, and before Eleazar the priest, and before the princes and all the congregation, by the door of the tabernacle of the congregation, saying, «دختران صلفحاد راست می‌گویند، البته در میان برادران پدر ایشان ملک موروثی به ایشان بده، و نصیب پدر ایشان را به ایشان انتقال نما. bible_en_fa Our father died in the wilderness, and he was not in the company of them that gathered themselves together against the LORD in the company of Korah; but died in his own sin, and had no sons. و بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، بگو: اگر کسی بمیرد و پسری نداشته باشد، ملک او را به دخترش انتقال نمایید. bible_en_fa Why should the name of our father be done away from among his family, because he hath no son? Give unto us therefore a possession among the brethren of our father. و اگر او رادختری نباشد، ملک او را به برادرانش بدهید. bible_en_fa And Moses brought their cause before the LORD. واگر او را برادری نباشد، ملک او را به برادران پدرش بدهید. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و اگر پدر او را برادری نباشد، ملک او را به هر کس از قبیله‌اش که خویش نزدیکتر او باشد بدهید، تا مالک آن بشود، پس این برای بنی‌اسرائیل فریضه شرعی باشد، چنانکه خداوند به موسی‌امر فرموده بود.» bible_en_fa The daughters of Zelophehad speak right: thou shalt surely give them a possession of an inheritance among their father's brethren; and thou shalt cause the inheritance of their father to pass unto them. و خداوند به موسی گفت: «به این کوه عباریم برآی و زمینی را که به بنی‌اسرائیل داده‌ام، ببین. bible_en_fa And thou shalt speak unto the children of Israel, saying, If a man die, and have no son, then ye shall cause his inheritance to pass unto his daughter. و چون آن را دیدی تو نیز به قوم خودملحق خواهی شد، چنانکه برادرت هارون ملحق شد. bible_en_fa And if he have no daughter, then ye shall give his inheritance unto his brethren. زیرا که در بیابان صین وقتی که جماعت مخامصه نمودند شما از قول من عصیان ورزیدید، و مرا نزد آب در نظر ایشان تقدیس ننمودید.» این است آب مریبه قادش، در بیابان صین. bible_en_fa And if he have no brethren, then ye shall give his inheritance unto his father's brethren. و موسی به خداوند عرض کرده، گفت: bible_en_fa And if his father have no brethren, then ye shall give his inheritance unto his kinsman that is next to him of his family, and he shall possess it: and it shall be unto the children of Israel a statute of judgment, as the LORD commanded Moses. «ملتمس اینکه یهوه خدای ارواح تمامی بشر، کسی را بر این جماعت بگمارد bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Get thee up into this mount Abarim, and see the land which I have given unto the children of Israel. که پیش روی ایشان بیرون رود، و پیش روی ایشان داخل شود، و ایشان را بیرون برد و ایشان را درآورد، تاجماعت خداوند مثل گوسفندان بی‌شبان نباشند.» bible_en_fa And when thou hast seen it, thou also shalt be gathered unto thy people, as Aaron thy brother was gathered. و خداوند به موسی گفت: «یوشع بن نون را که مردی صاحب روح است گرفته، دست خود را بر او بگذار. bible_en_fa For ye rebelled against my commandment in the desert of Zin, in the strife of the congregation, to sanctify me at the water before their eyes: that is the water of Meribah in Kadesh in the wilderness of Zin. و او را به حضورالعازار کاهن و به حضور تمامی جماعت برپاداشته، در نظر ایشان به وی وصیت نما. bible_en_fa And Moses spake unto the LORD, saying, و ازعزت خود بر او بگذار تا تمامی جماعت بنی‌اسرائیل او را اطاعت نمایند. bible_en_fa Let the LORD, the God of the spirits of all flesh, set a man over the congregation, و او به حضور العازار کاهن بایستد تا از برای او به حکم اوریم به حضور خداوند سوال نماید، و به فرمان وی، او و تمامی بنی‌اسرائیل با وی و تمامی جماعت، بیرون روند، و به فرمان وی داخل شوند.» bible_en_fa Which may go out before them, and which may go in before them, and which may lead them out, and which may bring them in; that the congregation of the LORD be not as sheep which have no shepherd. پس موسی به نوعی که خداوند او راامر فرموده بود عمل نموده، یوشع را گرفت و اورا به حضور العازار کاهن و به حضور تمامی جماعت برپا داشت.و دستهای خود را بر اوگذاشته، او را به طوری که خداوند به واسطه موسی گفته بود، وصیت نمود. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Take thee Joshua the son of Nun, a man in whom is the spirit, and lay thine hand upon him; و دستهای خود را بر اوگذاشته، او را به طوری که خداوند به واسطه موسی گفته بود، وصیت نمود. bible_en_fa And set him before Eleazar the priest, and before all the congregation; and give him a charge in their sight. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And thou shalt put some of thine honour upon him, that all the congregation of the children of Israel may be obedient. «بنی‌اسرائیل را امر فرموده، به ایشان بگو: مراقب باشید تا هدیه طعام مرا از قربانی های آتشین عطر خوشبوی من در موسمش نزد من بگذرانید. bible_en_fa And he shall stand before Eleazar the priest, who shall ask counsel for him after the judgment of Urim before the LORD: at his word shall they go out, and at his word they shall come in, both he, and all the children of Israel with him, even all the congregation. و ایشان را بگو قربانی آتشین را که نزدخداوند بگذرانید، این است: دو بره نرینه یک ساله بی‌عیب، هر روز بجهت قربانی سوختنی دائمی. bible_en_fa And Moses did as the LORD commanded him: and he took Joshua, and set him before Eleazar the priest, and before all the congregation: یک بره را در صبح قربانی کن و بره دیگررا در عصر قربانی کن. bible_en_fa And he laid his hands upon him, and gave him a charge, as the LORD commanded by the hand of Moses. و یک عشر ایفه آرد نرم مخلوط شده با یک ربع هین روغن زلال برای هدیه آردی. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, این است قربانی سوختنی دائمی که در کوه سینا بجهت عطر خوشبو و قربانی آتشین خداوند معین شد. bible_en_fa Command the children of Israel, and say unto them, My offering, and my bread for my sacrifices made by fire, for a sweet savour unto me, shall ye observe to offer unto me in their due season. و هدیه ریختنی آن یک ربع هین بجهت هر بره‌ای باشد، این هدیه ریختنی مسکرات را برای خداوند در قدس بریز. bible_en_fa And thou shalt say unto them, This is the offering made by fire which ye shall offer unto the LORD; two lambs of the first year without spot day by day, for a continual burnt offering. و بره دیگر را در عصر قربانی کن، مثل هدیه آردی صبح و مثل هدیه ریختنی آن بگذران تاقربانی آتشین و عطر خوشبو برای خداوند باشد. bible_en_fa The one lamb shalt thou offer in the morning, and the other lamb shalt thou offer at even; «و در روز سبت دو بره یک ساله بی‌عیب، ودو عشر ایفه آرد نرم سرشته شده با روغن، بجهت هدیه آردی با هدیه ریختنی آن. bible_en_fa And a tenth part of an ephah of flour for a meat offering, mingled with the fourth part of an hin of beaten oil. این است قربانی سوختنی هر روز سبت سوای قربانی سوختنی دائمی با هدیه ریختنی آن. bible_en_fa It is a continual burnt offering, which was ordained in mount Sinai for a sweet savour, a sacrifice made by fire unto the LORD. «و در اول ماههای خود قربانی سوختنی برای خداوند بگذرانید، دو گاو جوان و یک قوچ و هفت بره نرینه یک ساله بی‌عیب. bible_en_fa And the drink offering thereof shall be the fourth part of an hin for the one lamb: in the holy place shalt thou cause the strong wine to be poured unto the LORD for a drink offering. و سه عشرایفه آرد نرم سرشته شده با روغن بجهت هدیه آردی برای هر گاو، و دو عشر آرد نرم سرشته شده با روغن، بجهت هدیه آردی برای هر قوچ. bible_en_fa And the other lamb shalt thou offer at even: as the meat offering of the morning, and as the drink offering thereof, thou shalt offer it, a sacrifice made by fire, of a sweet savour unto the LORD. و یک عشر آرد نرم سرشته شده با روغن، بجهت هدیه آردی برای هر بره، تا قربانی سوختنی، عطر خوشبو و هدیه آتشین برای خداوند باشد. bible_en_fa And on the sabbath day two lambs of the first year without spot, and two tenth deals of flour for a meat offering, mingled with oil, and the drink offering thereof: و هدایای ریختنی آنها نصف هین شراب برای هر گاو، و ثلث هین برای هر قوچ، و ربع هین برای هر بره باشد. این است قربانی سوختنی هر ماه از ماههای سال. bible_en_fa This is the burnt offering of every sabbath, beside the continual burnt offering, and his drink offering. و یک بز نربجهت قربانی گناه سوای قربانی سوختنی دائمی، با هدیه ریختنی آن برای خداوند قربانی بشود. bible_en_fa And in the beginnings of your months ye shall offer a burnt offering unto the LORD; two young bullocks, and one ram, seven lambs of the first year without spot; «و در روز چهاردهم ماه اول، فصح خداوند است. bible_en_fa And three tenth deals of flour for a meat offering, mingled with oil, for one bullock; and two tenth deals of flour for a meat offering, mingled with oil, for one ram; و در روز پانزدهم این ماه، عید است که هفت روز نان فطیر خورده شود. bible_en_fa And a several tenth deal of flour mingled with oil for a meat offering unto one lamb; for a burnt offering of a sweet savour, a sacrifice made by fire unto the LORD. در روز اول، محفل مقدس است که هیچ کار خدمت در آن نکنید. bible_en_fa And their drink offerings shall be half an hin of wine unto a bullock, and the third part of an hin unto a ram, and a fourth part of an hin unto a lamb: this is the burnt offering of every month throughout the months of the year. و بجهت هدیه آتشین و قربانی سوختنی برای خداوند، دو گاو جوان و یک قوچ و هفت بره نرینه یک ساله قربانی کنید، اینها برای شما بی‌عیب باشد. bible_en_fa And one kid of the goats for a sin offering unto the LORD shall be offered, beside the continual burnt offering, and his drink offering. و بجهت هدیه آردی آنهاسه عشر آرد نرم سرشته شده با روغن برای هرگاو، و دو عشر برای هر قوچ بگذرانید. bible_en_fa And in the fourteenth day of the first month is the passover of the LORD. و یک عشر برای هر بره، از آن هفت بره بگذران. bible_en_fa And in the fifteenth day of this month is the feast: seven days shall unleavened bread be eaten. ویک بز نر بجهت قربانی گناه تا برای شما کفاره شود. bible_en_fa In the first day shall be an holy convocation; ye shall do no manner of servile work therein: اینها را سوای قربانی سوختنی صبح که قربانی سوختنی دائمی است، بگذرانید. bible_en_fa But ye shall offer a sacrifice made by fire for a burnt offering unto the LORD; two young bullocks, and one ram, and seven lambs of the first year: they shall be unto you without blemish: به اینطور هر روز از آن هفت روز، طعام هدیه آتشین، عطر خوشبو برای خداوند بگذرانید، واین سوای قربانی سوختنی دائمی گذرانیده شود، با هدیه ریختنی آن. bible_en_fa And their meat offering shall be of flour mingled with oil: three tenth deals shall ye offer for a bullock, and two tenth deals for a ram; و در روز هفتم، برای شمامحفل مقدس باشد. هیچ کار خدمت در آن نکنید. bible_en_fa A several tenth deal shalt thou offer for every lamb, throughout the seven lambs: «و در روز نوبرها چون هدیه آردی تازه درعید هفته های خود برای خداوند بگذرانید، محفل مقدس برای شما باشد و هیچ کار خدمت در آن مکنید. bible_en_fa And one goat for a sin offering, to make an atonement for you. و بجهت قربانی سوختنی برای عطر خوشبوی خداوند دو گاو جوان و یک قوچ و هفت بره نرینه یک ساله قربانی کنید. bible_en_fa Ye shall offer these beside the burnt offering in the morning, which is for a continual burnt offering. و هدیه آردی آنها سه عشر آرد نرم سرشته شده با روغن برای هر گاو، و دو عشر برای هر قوچ. bible_en_fa After this manner ye shall offer daily, throughout the seven days, the meat of the sacrifice made by fire, of a sweet savour unto the LORD: it shall be offered beside the continual burnt offering, and his drink offering. و یک عشر برای هر بره، از آن هفت بره. bible_en_fa And on the seventh day ye shall have an holy convocation; ye shall do no servile work. و یک بز نر تا برای شما کفاره شود.اینها را با هدیه آردی آنها و هدایای ریختنی آنها سوای قربانی سوختنی دائمی بگذرانید و برای شما بی‌عیب باشد. bible_en_fa Also in the day of the firstfruits, when ye bring a new meat offering unto the LORD, after your weeks be out, ye shall have an holy convocation; ye shall do no servile work: اینها را با هدیه آردی آنها و هدایای ریختنی آنها سوای قربانی سوختنی دائمی بگذرانید و برای شما بی‌عیب باشد. bible_en_fa But ye shall offer the burnt offering for a sweet savour unto the LORD; two young bullocks, one ram, seven lambs of the first year; «و در روز اول ماه هفتم، محفل مقدس برای شما باشد؛ در آن هیچ کار خدمت مکنید و برای شما روز نواختن کرنا باشد. bible_en_fa And their meat offering of flour mingled with oil, three tenth deals unto one bullock, two tenth deals unto one ram, وقربانی سوختنی بجهت عطر خوشبوی خداوندبگذرانید، یک گاو جوان و یک قوچ، و هفت بره نرینه یک ساله بی‌عیب. bible_en_fa A several tenth deal unto one lamb, throughout the seven lambs; و هدیه آردی آنها، سه عشر آرد نرم سرشته شده با روغن برای هر گاو، ودو عشر برای هر قوچ. bible_en_fa And one kid of the goats, to make an atonement for you. و یک عشر برای هر بره، از آن هفت بره. bible_en_fa Ye shall offer them beside the continual burnt offering, and his meat offering, (they shall be unto you without blemish) and their drink offerings. و یک بز نر بجهت قربانی گناه تابرای شما کفاره شود. bible_en_fa And in the seventh month, on the first day of the month, ye shall have an holy convocation; ye shall do no servile work: it is a day of blowing the trumpets unto you. سوای قربانی سوختنی اول ماه و هدیه آردی‌اش، و قربانی سوختنی دائمی با هدیه آردی‌اش، با هدایای ریختنی آنهابرحسب قانون آنها تا عطر خوشبو و هدیه آتشین خداوند باشد. bible_en_fa And ye shall offer a burnt offering for a sweet savour unto the LORD; one young bullock, one ram, and seven lambs of the first year without blemish: «و در روز دهم این ماه هفتم، محفل مقدس برای شما باشد. جانهای خود را ذلیل سازید وهیچ کار مکنید. bible_en_fa And their meat offering shall be of flour mingled with oil, three tenth deals for a bullock, and two tenth deals for a ram, و قربانی سوختنی عطر خوشبوبرای خداوند بگذرانید، یک گاو جوان و یک قوچ و هفت بره نرینه یک ساله که برای شما بی‌عیب باشند. bible_en_fa And one tenth deal for one lamb, throughout the seven lambs: و هدیه آردی آنها سه عشر آرد نرم سرشته شده با روغن برای هر گاو، و دو عشر برای هر قوچ. bible_en_fa And one kid of the goats for a sin offering, to make an atonement for you: و یک عشر برای هر بره، از آن هفت بره. bible_en_fa Beside the burnt offering of the month, and his meat offering, and the daily burnt offering, and his meat offering, and their drink offerings, according unto their manner, for a sweet savour, a sacrifice made by fire unto the LORD. و یک بز نر برای قربانی گناه سوای قربانی گناه کفاره‌ای و قربانی سوختنی دائمی با هدیه آردی‌اش و هدایای ریختنی آنها. bible_en_fa And ye shall have on the tenth day of this seventh month an holy convocation; and ye shall afflict your souls: ye shall not do any work therein: «و در روز پانزدهم ماه هفتم، محفل مقدس برای شما باشد، هیچ کار خدمت مکنید و هفت روز برای خداوند عید نگاه دارید. bible_en_fa But ye shall offer a burnt offering unto the LORD for a sweet savour; one young bullock, one ram, and seven lambs of the first year; they shall be unto you without blemish: و قربانی سوختنی هدیه آتشین عطر خوشبو برای خداوندبگذرانید. سیزده گاو جوان و دو قوچ و چهارده بره نرینه یک ساله که برای شما بی‌عیب باشند. bible_en_fa And their meat offering shall be of flour mingled with oil, three tenth deals to a bullock, and two tenth deals to one ram, و بجهت هدیه آردی آنها سه عشر آرد نرم سرشته شده با روغن برای هر گاو از آن سیزده گاو، و دو عشر برای هر قوچ از آن دو قوچ. bible_en_fa A several tenth deal for one lamb, throughout the seven lambs: ویک عشر برای هر بره از آن چهارده بره. bible_en_fa One kid of the goats for a sin offering; beside the sin offering of atonement, and the continual burnt offering, and the meat offering of it, and their drink offerings. و یک بز نر بجهت قربانی گناه، سوای قربانی سوختنی دائمی، با هدیه آردی و هدیه ریختنی آن. bible_en_fa And on the fifteenth day of the seventh month ye shall have an holy convocation; ye shall do no servile work, and ye shall keep a feast unto the LORD seven days: «و در روز دوم، دوازده گاو جوان و دو قوچ و چهارده بره نرینه یک ساله بی‌عیب. bible_en_fa And ye shall offer a burnt offering, a sacrifice made by fire, of a sweet savour unto the LORD; thirteen young bullocks, two rams, and fourteen lambs of the first year; they shall be without blemish: وهدایای آردی و هدایای ریختنی آنها برای گاوهاو قوچها و بره‌ها به شماره آنها برحسب قانون. bible_en_fa And their meat offering shall be of flour mingled with oil, three tenth deals unto every bullock of the thirteen bullocks, two tenth deals to each ram of the two rams, و یک بز نر بجهت قربانی گناه، سوای قربانی سوختنی دائمی با هدیه آردی‌اش، و هدایای ریختنی آنها. bible_en_fa And a several tenth deal to each lamb of the fourteen lambs: «و در روز سوم، یازده گاو جوان و دو قوچ و چهارده بره نرینه یک ساله بی‌عیب. bible_en_fa And one kid of the goats for a sin offering; beside the continual burnt offering, his meat offering, and his drink offering. وهدایای آردی و هدایای ریختنی آنها برای گاوهاو قوچها و بره‌ها به شماره آنها برحسب قانون. bible_en_fa And on the second day ye shall offer twelve young bullocks, two rams, fourteen lambs of the first year without spot: و یک بز نر بجهت قربانی گناه سوای قربانی سوختنی دائمی با هدیه آردی‌اش و هدیه ریختنی آن. bible_en_fa And their meat offering and their drink offerings for the bullocks, for the rams, and for the lambs, shall be according to their number, after the manner: «و در روز چهارم ده گاو جوان و دو قوچ وچهارده بره نرینه یک ساله بی‌عیب. bible_en_fa And one kid of the goats for a sin offering; beside the continual burnt offering, and the meat offering thereof, and their drink offerings. و هدایای آردی و هدایای ریختنی آنها برای گاوها وقوچها و بره‌ها به شماره آنها برحسب قانون. bible_en_fa And on the third day eleven bullocks, two rams, fourteen lambs of the first year without blemish; ویک بز نر بجهت قربانی گناه، سوای قربانی سوختنی دائمی، و هدیه آردی‌اش و هدیه ریختنی آن. bible_en_fa And their meat offering and their drink offerings for the bullocks, for the rams, and for the lambs, shall be according to their number, after the manner: «و در روز پنجم، نه گاو جوان و دو قوچ وچهارده بره نرینه یک ساله بی‌عیب. bible_en_fa And one goat for a sin offering; beside the continual burnt offering, and his meat offering, and his drink offering. و هدایای آردی و هدایای ریختنی آنها برای گاوها وقوچها و بره‌ها به شماره آنها برحسب قانون. bible_en_fa And on the fourth day ten bullocks, two rams, and fourteen lambs of the first year without blemish: ویک بز نر بجهت قربانی گناه، سوای قربانی سوختنی دائمی و هدیه آردی‌اش و هدیه ریختنی آن. bible_en_fa Their meat offering and their drink offerings for the bullocks, for the rams, and for the lambs, shall be according to their number, after the manner: «و در روز ششم، هشت گاو جوان و دوقوچ و چهارده بره نرینه یک ساله بی‌عیب. bible_en_fa And one kid of the goats for a sin offering; beside the continual burnt offering, his meat offering, and his drink offering. وهدایای آردی و هدایای ریختنی آنها برای گاوهاو قوچها و بره‌ها به شماره آنها برحسب قانون. bible_en_fa And on the fifth day nine bullocks, two rams, and fourteen lambs of the first year without spot: و یک بز نر بجهت قربانی گناه سوای قربانی سوختنی دائمی و هدیه آردی‌اش و هدایای ریختنی آن. bible_en_fa And their meat offering and their drink offerings for the bullocks, for the rams, and for the lambs, shall be according to their number, after the manner: «و در روز هفتم، هفت گاو جوان و دو قوچ و چهارده بره نرینه یک ساله بی‌عیب. bible_en_fa And one goat for a sin offering; beside the continual burnt offering, and his meat offering, and his drink offering. وهدایای آردی و هدایای ریختنی آنها برای گاوهاو قوچها و بره‌ها به شماره آنها برحسب قانون. bible_en_fa And on the sixth day eight bullocks, two rams, and fourteen lambs of the first year without blemish: و یک بز نر بجهت قربانی گناه، سوای قربانی سوختنی دائمی و هدیه آردی‌اش و هدیه ریختنی آن. bible_en_fa And their meat offering and their drink offerings for the bullocks, for the rams, and for the lambs, shall be according to their number, after the manner: «و در روز هشتم، برای شما جشن مقدس باشد؛ هیچ کار خدمت مکنید. bible_en_fa And one goat for a sin offering; beside the continual burnt offering, his meat offering, and his drink offering. و قربانی سوختنی هدیه آتشین عطر خوشبو برای خداوندبگذرانید، یک گاو جوان و یک قوچ و هفت بره نرینه یک ساله بی‌عیب. bible_en_fa And on the seventh day seven bullocks, two rams, and fourteen lambs of the first year without blemish: و هدایای آردی وهدایای ریختنی آنها برای گاو و قوچ و بره‌ها به شماره آنها برحسب قانون. bible_en_fa And their meat offering and their drink offerings for the bullocks, for the rams, and for the lambs, shall be according to their number, after the manner: و یک بز نر برای قربانی گناه سوای قربانی سوختنی دائمی، باهدیه آردی‌اش و هدیه ریختنی آن. bible_en_fa And one goat for a sin offering; beside the continual burnt offering, his meat offering, and his drink offering. اینها را شما در موسمهای خود برای خداوند بگذرانید، سوای نذرها و نوافل خودبرای قربانی های سوختنی و هدایای آردی وهدایای ریختنی و ذبایح سلامتی خود.»پس برحسب هر‌آنچه خداوند به موسی‌امر فرموده بود، موسی بنی‌اسرائیل را اعلام نمود. bible_en_fa On the eighth day ye shall have a solemn assembly: ye shall do no servile work therein: پس برحسب هر‌آنچه خداوند به موسی‌امر فرموده بود، موسی بنی‌اسرائیل را اعلام نمود. bible_en_fa But ye shall offer a burnt offering, a sacrifice made by fire, of a sweet savour unto the LORD: one bullock, one ram, seven lambs of the first year without blemish: و موسی سروران اسباط بنی‌اسرائیل راخطاب کرده، گفت: «این است کاری که خداوند امر فرموده است: bible_en_fa Their meat offering and their drink offerings for the bullock, for the ram, and for the lambs, shall be according to their number, after the manner: چون شخصی برای خداوند نذر کند یا قسم خورد تا جان خود را به تکلیفی الزام نماید، پس کلام خود را باطل نسازد، بلکه برحسب هر‌آنچه از دهانش برآمد، عمل نماید. bible_en_fa And one goat for a sin offering; beside the continual burnt offering, and his meat offering, and his drink offering. «و اما چون زن برای خداوند نذر کرده، خودرا در خانه پدرش در جوانی‌اش به تکلیفی الزام نماید، bible_en_fa These things ye shall do unto the LORD in your set feasts, beside your vows, and your freewill offerings, for your burnt offerings, and for your meat offerings, and for your drink offerings, and for your peace offerings. و پدرش نذر او و تکلیفی که خود را برآن الزام نموده، شنیده باشد، و پدرش درباره اوساکت باشد، آنگاه تمامی نذرهایش استوار، و هرتکلیفی که خود را به آن الزام نموده باشد، قایم خواهد بود. bible_en_fa And Moses told the children of Israel according to all that the LORD commanded Moses. اما اگر پدرش در روزی که شنید اورا منع کرد، آنگاه هیچ کدام از نذرهایش و ازتکالیفش که خود را به آن الزام نموده باشد، استوار نخواهد بود، و از این جهت که پدرش او رامنع نموده است، خداوند او را خواهد آمرزید. bible_en_fa And Moses spake unto the heads of the tribes concerning the children of Israel, saying, This is the thing which the LORD hath commanded. «و اگر به شوهری داده شود، و نذرهای او یاسخنی که از لبهایش جسته، و جان خود را به آن الزام نموده، بر او باشد، bible_en_fa If a man vow a vow unto the LORD, or swear an oath to bind his soul with a bond; he shall not break his word, he shall do according to all that proceedeth out of his mouth. و شوهرش شنید و درروز شنیدنش به وی هیچ نگفت، آنگاه نذرهایش استوار خواهد ماند. و تکلیفهایی که خویشتن را به آنها الزام نموده است، قایم خواهند ماند. bible_en_fa If a woman also vow a vow unto the LORD, and bind herself by a bond, being in her father's house in her youth; لیکن اگر شوهرش در روزی که آن را شنید، او را منع نماید، و نذری را که بر او است یا سخنی را که ازلبهایش جسته، و خویشتن را به آن الزام نموده باشد، باطل سازد، پس خداوند او را خواهدآمرزید. bible_en_fa And her father hear her vow, and her bond wherewith she hath bound her soul, and her father shall hold his peace at her: then all her vows shall stand, and every bond wherewith she hath bound her soul shall stand. اما نذر زن بیوه یا مطلقه، در هر‌چه خود را به آن الزام نموده باشد، بر وی استوارخواهد ماند. bible_en_fa But if her father disallow her in the day that he heareth; not any of her vows, or of her bonds wherewith she hath bound her soul, shall stand: and the LORD shall forgive her, because her father disallowed her. و اما اگر زنی در خانه شوهرش نذر کند، یا خویشتن را با قسم به تکلیفی الزام نماید، bible_en_fa And if she had at all an husband, when she vowed, or uttered ought out of her lips, wherewith she bound her soul; و شوهرش بشنود و او را هیچ نگوید ومنع ننماید، پس تمامی نذرهایش استوار، و هرتکلیفی که خویشتن را به آن الزام نموده باشد، قایم خواهد بود. bible_en_fa And her husband heard it, and held his peace at her in the day that he heard it: then her vows shall stand, and her bonds wherewith she bound her soul shall stand. و اما اگر شوهرش در روزی که بشنود، آنها را باطل سازد. پس هر‌چه ازلبهایش درآمده باشد درباره نذرهایش یا تکالیف خود، استوار نخواهد ماند. چونکه شوهرش آن راباطل نموده است، خداوند او را خواهد آمرزید. bible_en_fa But if her husband disallowed her on the day that he heard it; then he shall make her vow which she vowed, and that which she uttered with her lips, wherewith she bound her soul, of none effect: and the LORD shall forgive her. هر نذری و هر قسم الزامی را برای ذلیل ساختن جان خود، شوهرش آن را استوار نماید، وشوهرش آن را باطل سازد. bible_en_fa But every vow of a widow, and of her that is divorced, wherewith they have bound their souls, shall stand against her. اما اگر شوهرش روز به روز به او هیچ نگوید، پس همه نذرهایش وهمه تکالیفش را که بر وی باشد استوار نموده باشد، چونکه در روزی که شنید به وی هیچ نگفت، پس آنها را استوار نموده است. bible_en_fa And if she vowed in her husband's house, or bound her soul by a bond with an oath; و اگربعد از شنیدن، آنها را باطل نمود، پس او گناه وی را متحمل خواهد بود.»این است فرایضی که خداوند به موسی‌امرفرمود، در میان مرد و زنش و در میان پدر ودخترش، در زمان جوانی او در خانه پدر وی. bible_en_fa And her husband heard it, and held his peace at her, and disallowed her not: then all her vows shall stand, and every bond wherewith she bound her soul shall stand. این است فرایضی که خداوند به موسی‌امرفرمود، در میان مرد و زنش و در میان پدر ودخترش، در زمان جوانی او در خانه پدر وی. bible_en_fa But if her husband hath utterly made them void on the day he heard them; then whatsoever proceeded out of her lips concerning her vows, or concerning the bond of her soul, shall not stand: her husband hath made them void; and the LORD shall forgive her. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa Every vow, and every binding oath to afflict the soul, her husband may establish it, or her husband may make it void. «انتقام بنی‌اسرائیل را از مدیانیان بگیر، و بعد از آن به قوم خود ملحق خواهی شد.» bible_en_fa But if her husband altogether hold his peace at her from day to day; then he establisheth all her vows, or all her bonds, which are upon her: he confirmeth them, because he held his peace at her in the day that he heard them. پس موسی قوم را مخاطب ساخته، گفت: «ازمیان خود مردان برای جنگ مهیا سازید تا به مقابله مدیان برآیند، و انتقام خداوند را از مدیان بکشند. bible_en_fa But if he shall any ways make them void after that he hath heard them; then he shall bear her iniquity. هزار نفر از هر سبط از جمیع اسباطاسرائیل برای جنگ بفرستید.» bible_en_fa These are the statutes, which the LORD commanded Moses, between a man and his wife, between the father and his daughter, being yet in her youth in her father's house. پس از هزاره های اسرائیل، از هر سبط یک هزار، یعنی دوازده هزار نفر مهیا شده برای جنگ منتخب شدند. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و موسی ایشان را هزار نفر از هرسبط به جنگ فرستاد، ایشان را با فینحاس بن العازار کاهن و اسباب قدس و کرناها برای نواختن در دستش به جنگ فرستاد. bible_en_fa Avenge the children of Israel of the Midianites: afterward shalt thou be gathered unto thy people. و با مدیان به طوری که خداوند موسی را امر فرموده بود، جنگ کرده، همه ذکوران را کشتند. bible_en_fa And Moses spake unto the people, saying, Arm some of yourselves unto the war, and let them go against the Midianites, and avenge the LORD of Midian. و در میان کشتگان ملوک مدیان یعنی اوی و راقم و صور و حور و رابع، پنج پادشاه مدیان را کشتند، بلعام بن بعور را به شمشیر کشتند. bible_en_fa Of every tribe a thousand, throughout all the tribes of Israel, shall ye send to the war. و بنی‌اسرائیل زنان مدیان واطفال ایشان را به اسیری بردند، و جمیع بهایم وجمیع مواشی ایشان و همه املاک ایشان را غارت کردند. bible_en_fa So there were delivered out of the thousands of Israel, a thousand of every tribe, twelve thousand armed for war. و تمامی شهرها و مساکن و قلعه های ایشان را به آتش سوزانیدند. bible_en_fa And Moses sent them to the war, a thousand of every tribe, them and Phinehas the son of Eleazar the priest, to the war, with the holy instruments, and the trumpets to blow in his hand. و تمامی غنیمت و جمیع غارت را از انسان و بهایم گرفتند. bible_en_fa And they warred against the Midianites, as the LORD commanded Moses; and they slew all the males. واسیران و غارت و غنیمت را نزد موسی و العازارکاهن و جماعت بنی‌اسرائیل در لشکرگاه درعربات موآب، که نزد اردن در مقابل اریحاست، آوردند. bible_en_fa And they slew the kings of Midian, beside the rest of them that were slain; namely, Evi, and Rekem, and Zur, and Hur, and Reba, five kings of Midian: Balaam also the son of Beor they slew with the sword. و موسی و العازار کاهن و تمامی سروران جماعت بیرون از لشکرگاه به استقبال ایشان آمدند. bible_en_fa And the children of Israel took all the women of Midian captives, and their little ones, and took the spoil of all their cattle, and all their flocks, and all their goods. و موسی بر روسای لشکر یعنی سرداران هزاره‌ها و سرداران صدها که از خدمت جنگ باز آمده بودند، غضبناک شد. bible_en_fa And they burnt all their cities wherein they dwelt, and all their goodly castles, with fire. و موسی به ایشان گفت: «آیا همه زنان را زنده نگاه داشتید؟ bible_en_fa And they took all the spoil, and all the prey, both of men and of beasts. اینک اینانند که برحسب مشورت بلعام، بنی‌اسرائیل را واداشتند تا در امر فغور به خداوندخیانت ورزیدند و در جماعت خداوند وباعارض شد. bible_en_fa And they brought the captives, and the prey, and the spoil, unto Moses, and Eleazar the priest, and unto the congregation of the children of Israel, unto the camp at the plains of Moab, which are by Jordan near Jericho. پس الان هر ذکوری از اطفال رابکشید، و هر زنی را که مرد را شناخته، با اوهمبستر شده باشد، بکشید. bible_en_fa And Moses, and Eleazar the priest, and all the princes of the congregation, went forth to meet them without the camp. و از زنان هردختری را که مرد را نشناخته، و با او همبسترنشده برای خود زنده نگاه دارید. bible_en_fa And Moses was wroth with the officers of the host, with the captains over thousands, and captains over hundreds, which came from the battle. و شما هفت روز بیرون از لشکرگاه خیمه زنید، و هر شخصی را کشته و هر‌که کشته‌ای را لمس نموده باشد ازشما و اسیران شما در روز سوم و در روز هفتم، خود را تطهیر نماید. bible_en_fa And Moses said unto them, Have ye saved all the women alive? و هر جامه و هرظرف چرمی و هر‌چه از پشم بز ساخته شده باشد و هرظرف چوبین را تطهیر نمایید.» bible_en_fa Behold, these caused the children of Israel, through the counsel of Balaam, to commit trespass against the LORD in the matter of Peor, and there was a plague among the congregation of the LORD. و العازار کاهن به مردان جنگی که به مقاتله رفته بودند، گفت: «این است قانون شریعتی که خداوند به موسی‌امر فرموده است: bible_en_fa Now therefore kill every male among the little ones, and kill every woman that hath known man by lying with him. طلا و نقره و برنج و آهن و روی و سرب، bible_en_fa But all the women children, that have not known a man by lying with him, keep alive for yourselves. یعنی هر‌چه متحمل آتش بشود، آن را از آتش بگذرانید و طاهر خواهد شد، و به آب تنزیه نیز آن را طاهرسازند و هر‌چه متحمل آتش نشود، آن را از آب بگذرانید. bible_en_fa And do ye abide without the camp seven days: whosoever hath killed any person, and whosoever hath touched any slain, purify both yourselves and your captives on the third day, and on the seventh day. و در روز هفتم رخت خود رابشویید تا طاهر شوید، و بعد از آن به لشکرگاه داخل شوید.» bible_en_fa And purify all your raiment, and all that is made of skins, and all work of goats' hair, and all things made of wood. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And Eleazar the priest said unto the men of war which went to the battle, This is the ordinance of the law which the LORD commanded Moses; «تو و العازار کاهن و سروران خاندان آبای جماعت، حساب غنایمی که گرفته شده است، چه از انسان و چه از بهایم بگیرید. bible_en_fa Only the gold, and the silver, the brass, the iron, the tin, and the lead, و غنیمت رادر میان مردان جنگی که به مقاتله بیرون رفته‌اند، وتمامی جماعت نصف نما. bible_en_fa Every thing that may abide the fire, ye shall make it go through the fire, and it shall be clean: nevertheless it shall be purified with the water of separation: and all that abideth not the fire ye shall make go through the water. و از مردان جنگی که به مقاتله بیرون رفته‌اند زکات برای خداوندبگیر، یعنی یک نفر از پانصد چه از انسان و چه ازگاو و چه از الاغ و چه از گوسفند. bible_en_fa And ye shall wash your clothes on the seventh day, and ye shall be clean, and afterward ye shall come into the camp. از قسمت ایشان بگیر و به العازار کاهن بده تا هدیه افراشتنی برای خداوند باشد. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و از قسمت بنی‌اسرائیل یکی که از هر پنجاه نفر گرفته شده باشد چه ازانسان و چه از گاو و چه از الاغ و چه از گوسفند وچه از جمیع بهایم بگیر، و آنها را به لاویانی که ودیعت مسکن خداوند را نگاه می‌دارند، بده.» bible_en_fa Take the sum of the prey that was taken, both of man and of beast, thou, and Eleazar the priest, and the chief fathers of the congregation: پس موسی و العازار کاهن برحسب آنچه خداوند به موسی‌امر فرموده بود، عمل کردند. bible_en_fa And divide the prey into two parts; between them that took the war upon them, who went out to battle, and between all the congregation: و غنیمت سوای آن غنیمتی که مردان جنگی گرفته بودند، از گوسفند ششصد و هفتاد و پنج هزار راس بود. bible_en_fa And levy a tribute unto the LORD of the men of war which went out to battle: one soul of five hundred, both of the persons, and of the beeves, and of the asses, and of the sheep: و از گاو هفتاد و دو هزار راس. bible_en_fa Take it of their half, and give it unto Eleazar the priest, for an heave offering of the LORD. و از الاغ شصت و یک هزار راس. bible_en_fa And of the children of Israel's half, thou shalt take one portion of fifty, of the persons, of the beeves, of the asses, and of the flocks, of all manner of beasts, and give them unto the Levites, which keep the charge of the tabernacle of the LORD. و ازانسان از زنانی که مرد را نشناخته بودند، سی و دوهزار نفر بودند. bible_en_fa And Moses and Eleazar the priest did as the LORD commanded Moses. و نصفه‌ای که قسمت کسانی بود که به جنگ رفته بودند، سیصد و سی و هفت هزار و پانصد گوسفند بود. bible_en_fa And the booty, being the rest of the prey which the men of war had caught, was six hundred thousand and seventy thousand and five thousand sheep, و زکات خداوند ازگوسفند ششصد و هفتاد و پنج راس بود. bible_en_fa And threescore and twelve thousand beeves, وگاوان سی و شش هزار بود و از آنها زکات خداوند هفتاد و دو راس بود. bible_en_fa And threescore and one thousand asses, و الاغها سی هزار و پانصد و از آنها زکات خداوند شصت ویک راس بود. bible_en_fa And thirty and two thousand persons in all, of woman that had not known man by lying with him. و مردمان شانزده هزار و ازایشان زکات خداوند سی و دو نفر بودند. bible_en_fa And the half, which was the portion of them that went out to war, was in number three hundred thousand and seven and thirty thousand and five hundred sheep: وموسی زکات را هدیه افراشتی خداوند بود به العازار کاهن داد، چنانکه خداوند به موسی‌امرفرموده بود. bible_en_fa And the LORD's tribute of the sheep was six hundred and threescore and fifteen. و از قسمت بنی‌اسرائیل که موسی آن را ازمردان جنگی جدا کرده بود، bible_en_fa And the beeves were thirty and six thousand; of which the LORD's tribute was threescore and twelve. و قسمت جماعت از گوسفندان، سیصد و سی هزار وپانصد راس بود. bible_en_fa And the asses were thirty thousand and five hundred; of which the LORD's tribute was threescore and one. و از گاوان سی و شش هزارراس. bible_en_fa And the persons were sixteen thousand; of which the LORD's tribute was thirty and two persons. و از الاغها، سی هزار و پانصد راس. bible_en_fa And Moses gave the tribute, which was the LORD's heave offering, unto Eleazar the priest, as the LORD commanded Moses. واز انسان، شانزده هزار نفر. bible_en_fa And of the children of Israel's half, which Moses divided from the men that warred, و موسی از قسمت بنی‌اسرائیل یکی را که از هر پنجاه گرفته شده بود، چه از انسان و چه از بهایم گرفت، و آنها را به لاویانی که ودیعت مسکن خداوند را نگاه می‌داشتند، داد، چنانکه خداوند به موسی‌امرفرموده بود. bible_en_fa (Now the half that pertained unto the congregation was three hundred thousand and thirty thousand and seven thousand and five hundred sheep, و روسایی که بر هزاره های لشکر بودند، سرداران هزاره‌ها با سرداران صدها نزد موسی آمدند. bible_en_fa And thirty and six thousand beeves, و به موسی گفتند: «بندگانت حساب مردان جنگی را که زیردست ما می‌باشند گرفتیم، و از ما یک نفر مفقود نشده است. bible_en_fa And thirty thousand asses and five hundred, پس ما ازآنچه هر کس یافته است هدیه‌ای برای خداوندآورده‌ایم از زیورهای طلا و خلخالها ودست بندها و انگشترها و گوشواره‌ها وگردن بندها تا برای جانهای ما به حضور خداوند کفاره شود.» bible_en_fa And sixteen thousand persons;) و موسی و العازار کاهن، طلا وهمه زیورهای مصنوعه را از ایشان گرفتند. bible_en_fa Even of the children of Israel's half, Moses took one portion of fifty, both of man and of beast, and gave them unto the Levites, which kept the charge of the tabernacle of the LORD; as the LORD commanded Moses. وتمامی طلای هدیه‌ای که از سرداران هزاره‌ها وسرداران صدها برای خداوند گذرانیدند، شانزده هزار و هفتصد و پنجاه مثقال بود. bible_en_fa And the officers which were over thousands of the host, the captains of thousands, and captains of hundreds, came near unto Moses: زیرا که هریکی از مردان جنگی غنیمتی برای خود برده بودند.و موسی و العازار کاهن، طلا را ازسرداران هزاره‌ها و صدها گرفته، به خیمه اجتماع آوردند تا بجهت بنی‌اسرائیل، به حضور خداوندیادگار باشد. bible_en_fa And they said unto Moses, Thy servants have taken the sum of the men of war which are under our charge, and there lacketh not one man of us. و موسی و العازار کاهن، طلا را ازسرداران هزاره‌ها و صدها گرفته، به خیمه اجتماع آوردند تا بجهت بنی‌اسرائیل، به حضور خداوندیادگار باشد. bible_en_fa We have therefore brought an oblation for the LORD, what every man hath gotten, of jewels of gold, chains, and bracelets, rings, earrings, and tablets, to make an atonement for our souls before the LORD. و بنی روبین و بنی جاد را مواشی بی نهایت بسیار و کثیر بود، پس چون زمین یعزیر و زمین جلعاد را دیدند که اینک این مکان، مکان مواشی است. bible_en_fa And Moses and Eleazar the priest took the gold of them, even all wrought jewels. بنی جاد و بنی روبین نزد موسی و العازار کاهن و سروران جماعت آمده، گفتند: bible_en_fa And all the gold of the offering that they offered up to the LORD, of the captains of thousands, and of the captains of hundreds, was sixteen thousand seven hundred and fifty shekels. «عطاروت و دیبون و یعزیر و نمره و حشبون و العاله و شبام و نبو و بعون، bible_en_fa (For the men of war had taken spoil, every man for himself.) زمینی که خداوند پیش روی جماعت اسرائیل مفتوح ساخته است، زمین مواشی است، و بندگانت صاحب مواشی می‌باشیم. bible_en_fa And Moses and Eleazar the priest took the gold of the captains of thousands and of hundreds, and brought it into the tabernacle of the congregation, for a memorial for the children of Israel before the LORD. پس گفتند: اگر درنظر تو التفات یافته‌ایم، این زمین به بندگانت به ملکیت داده شود، و ما را از اردن عبور مده.» bible_en_fa Now the children of Reuben and the children of Gad had a very great multitude of cattle: and when they saw the land of Jazer, and the land of Gilead, that, behold, the place was a place for cattle; موسی به بنی جاد و بنی روبین گفت: «آیابرادران شما به جنگ روند و شما اینجا بنشینید؟ bible_en_fa The children of Gad and the children of Reuben came and spake unto Moses, and to Eleazar the priest, and unto the princes of the congregation, saying, چرا دل بنی‌اسرائیل را افسرده می‌کنید تا به زمینی که خداوند به ایشان داده است، عبورنکنند؟ bible_en_fa Ataroth, and Dibon, and Jazer, and Nimrah, and Heshbon, and Elealeh, and Shebam, and Nebo, and Beon, به همین طور پدران شما عمل نمودند، وقتی که ایشان را از قادش برنیع برای دیدن زمین فرستادم. bible_en_fa Even the country which the LORD smote before the congregation of Israel, is a land for cattle, and thy servants have cattle: به وادی اشکول رفته، زمین را دیدند ودل بنی‌اسرائیل را افسرده ساختند تا به زمینی که خداوند به ایشان داده بود، داخل نشوند. bible_en_fa Wherefore, said they, if we have found grace in thy sight, let this land be given unto thy servants for a possession, and bring us not over Jordan. پس غضب خداوند در آن روز افروخته شد به حدی که قسم خورده، گفت: bible_en_fa And Moses said unto the children of Gad and to the children of Reuben, Shall your brethren go to war, and shall ye sit here? البته هیچکدام ازمردانی که از مصر بیرون آمدند از بیست ساله وبالاتر آن زمین را که برای ابراهیم و اسحاق ویعقوب قسم خوردم، نخواهند دید، چونکه ایشان مرا پیروی کامل ننمودند. bible_en_fa And wherefore discourage ye the heart of the children of Israel from going over into the land which the LORD hath given them? سوای کالیب بن یفنه قنزی و یوشع بن نون، چونکه ایشان خداوند را پیروی کامل نمودند. bible_en_fa Thus did your fathers, when I sent them from Kadesh-barnea to see the land. پس غضب خداوند بر اسرائیل افروخته شده، ایشان را چهل سال در بیابان آواره گردانید، تا تمامی آن گروهی که این شرارت را در نظر خداوند ورزیده بودند، هلاک شدند. bible_en_fa For when they went up unto the valley of Eshcol, and saw the land, they discouraged the heart of the children of Israel, that they should not go into the land which the LORD had given them. و اینک شما به‌جای پدران خودانبوهی از مردان خطاکار برپا شده‌اید تا شدت غضب خداوند را بر اسرائیل باز زیاده کنید؟ bible_en_fa And the LORD's anger was kindled the same time, and he sware, saying, زیرا اگر از پیروی او روبگردانید بار دیگرایشان را در بیابان ترک خواهد کرد و شما تمامی این قوم را هلاک خواهید ساخت.» bible_en_fa Surely none of the men that came up out of Egypt, from twenty years old and upward, shall see the land which I sware unto Abraham, unto Isaac, and unto Jacob; because they have not wholly followed me: پس ایشان نزد وی آمده، گفتند: «آغلها رااینجا برای مواشی خود و شهرها بجهت اطفال خویش خواهیم ساخت. bible_en_fa Save Caleb the son of Jephunneh the Kenezite, and Joshua the son of Nun: for they have wholly followed the LORD. و خود مسلح شده، حاضر می‌شویم و پیش روی بنی‌اسرائیل خواهیم رفت تا آنها را به مکان ایشان برسانیم. واطفال ما از ترس ساکنان زمین در شهرهای حصاردار خواهند ماند. bible_en_fa And the LORD's anger was kindled against Israel, and he made them wander in the wilderness forty years, until all the generation, that had done evil in the sight of the LORD, was consumed. و تا هر یکی ازبنی‌اسرائیل ملک خود را نگرفته باشد، به خانه های خود مراجعت نخواهیم کرد. bible_en_fa And, behold, ye are risen up in your fathers' stead, an increase of sinful men, to augment yet the fierce anger of the LORD toward Israel. زیرا که ما با ایشان در آن طرف اردن و ماورای آن ملک نخواهیم گرفت، چونکه نصیب ما به این طرف اردن به طرف مشرق به ما رسیده است.» bible_en_fa For if ye turn away from after him, he will yet again leave them in the wilderness; and ye shall destroy all this people. و موسی به ایشان گفت: «اگر این کار رابکنید و خویشتن را به حضور خداوند برای جنگ مهیا سازید، bible_en_fa And they came near unto him, and said, We will build sheepfolds here for our cattle, and cities for our little ones: و هر مرد جنگی از شما به حضورخداوند از اردن عبور کند تا او دشمنان خود را ازپیش روی خود اخراج نماید، bible_en_fa But we ourselves will go ready armed before the children of Israel, until we have brought them unto their place: and our little ones shall dwell in the fenced cities because of the inhabitants of the land. و زمین به حضور خداوند مغلوب شود، پس بعد از آن برگردیده، به حضور خداوند و به حضور اسرائیل بی‌گناه خواهید شد، و این زمین از جانب خداوندملک شما خواهد بود. bible_en_fa We will not return unto our houses, until the children of Israel have inherited every man his inheritance. و اگر چنین نکنید اینک به خداوند گناه ورزیده‌اید، و بدانید که گناه شما، شما را درخواهد گرفت. bible_en_fa For we will not inherit with them on yonder side Jordan, or forward; because our inheritance is fallen to us on this side Jordan eastward. پس شهرها برای اطفال و آغلها برای گله های خود بنا کنید، و به آنچه از دهان شما درآمد، عمل نمایید.» bible_en_fa And Moses said unto them, If ye will do this thing, if ye will go armed before the LORD to war, پس بنی جاد و بنی روبین موسی را خطاب کرده، گفتند: «بندگانت به طوری که آقای مافرموده است، خواهیم کرد. bible_en_fa And will go all of you armed over Jordan before the LORD, until he hath driven out his enemies from before him, اطفال و زنان ومواشی و همه بهایم ما اینجا در شهرهای جلعادخواهند ماند. bible_en_fa And the land be subdued before the LORD: then afterward ye shall return, and be guiltless before the LORD, and before Israel; and this land shall be your possession before the LORD. و جمیع بندگانت مهیای جنگ شده، چنانکه آقای ما گفته است به حضورخداوند برای مقاتله عبور خواهیم نمود.» bible_en_fa But if ye will not do so, behold, ye have sinned against the LORD: and be sure your sin will find you out. پس موسی العازار کاهن، و یوشع بن نون، وروسای خاندان آبای اسباط بنی‌اسرائیل را درباره ایشان وصیت نمود. bible_en_fa Build you cities for your little ones, and folds for your sheep; and do that which hath proceeded out of your mouth. و موسی به ایشان گفت: «اگر جمیع بنی جاد و بنی روبین مهیای جنگ شده، همراه شما به حضور خداوند از اردن عبورکنند، و زمین پیش روی شما مغلوب شود، آنگاه زمین جلعاد را برای ملکیت به ایشان بدهید. bible_en_fa And the children of Gad and the children of Reuben spake unto Moses, saying, Thy servants will do as my lord commandeth. واگر ایشان مهیا نشوند و همراه شما عبور ننمایند، پس در میان شما در زمین کنعان ملک بگیرند.» bible_en_fa Our little ones, our wives, our flocks, and all our cattle, shall be there in the cities of Gilead: بنی جاد و بنی روبین در جواب وی گفتند: «چنانکه خداوند به بندگانت گفته است، همچنین خواهیم کرد. bible_en_fa But thy servants will pass over, every man armed for war, before the LORD to battle, as my lord saith. ما مهیای جنگ شده، پیش روی خداوند به زمین کنعان عبور خواهیم کرد، و ملک نصیب ما به این طرف اردن داده شود.» bible_en_fa So concerning them Moses commanded Eleazar the priest, and Joshua the son of Nun, and the chief fathers of the tribes of the children of Israel: پس موسی به ایشان یعنی به بنی جاد وبنی روبین و نصف سبط منسی ابن یوسف، مملکت سیحون، ملک اموریان و مملکت عوج ملک باشان را داد، یعنی زمین را با شهرهایش وحدود شهرهایش، زمین را از هر طرف. bible_en_fa And Moses said unto them, If the children of Gad and the children of Reuben will pass with you over Jordan, every man armed to battle, before the LORD, and the land shall be subdued before you; then ye shall give them the land of Gilead for a possession: وبنی جاد، دیبون و عطاروت و عروعیر. bible_en_fa But if they will not pass over with you armed, they shall have possessions among you in the land of Canaan. وعطروت، شوفان و یعزیز و یجبهه. bible_en_fa And the children of Gad and the children of Reuben answered, saying, As the LORD hath said unto thy servants, so will we do. و بیت نمره و بیت هاران را بنا کردند یعنی شهرهای حصارداررا با آغلهای گله‌ها. bible_en_fa We will pass over armed before the LORD into the land of Canaan, that the possession of our inheritance on this side Jordan may be ours. و بنی روبین حشبون والیعاله و قریتایم. bible_en_fa And Moses gave unto them, even to the children of Gad, and to the children of Reuben, and unto half the tribe of Manasseh the son of Joseph, the kingdom of Sihon king of the Amorites, and the kingdom of Og king of Bashan, the land, with the cities thereof in the coasts, even the cities of the country round about. و نبو و بعل معون که نام این دورا تغییر دادند و سبمه را بنا کردند و شهرهایی راکه بنا کردند به نامها مسمی ساختند. bible_en_fa And the children of Gad built Dibon, and Ataroth, and Aroer, وبنی ماکیر بن منسی به جلعاد رفته، آن را گرفتند واموریان را که در آن بودند، اخراج نمودند. bible_en_fa And Atroth, Shophan, and Jaazer, and Jogbehah, وموسی جلعاد را به ماکیر بن منسی داد و او در آن ساکن شد. bible_en_fa And Beth-nimrah, and Beth-haran, fenced cities: and folds for sheep. و یائیر بن منسی رفته، قصبه هایش راگرفت، و آنها را حووت یائیر نامید.و نوبح رفته، قنات و دهاتش را گرفته، آنها را به اسم خودنوبح نامید. bible_en_fa And the children of Reuben built Heshbon, and Elealeh, and Kirjathaim, و نوبح رفته، قنات و دهاتش را گرفته، آنها را به اسم خودنوبح نامید. bible_en_fa And Nebo, and Baal-meon, (their names being changed,) and Shibmah: and gave other names unto the cities which they builded. این است منازل بنی‌اسرائیل که از زمین مصر با افواج خود زیردست موسی وهارون کوچ کردند. bible_en_fa And the children of Machir the son of Manasseh went to Gilead, and took it, and dispossessed the Amorite which was in it. و موسی به فرمان خداوندسفرهای ایشان را برحسب منازل ایشان نوشت، واین است منازل و مراحل ایشان: bible_en_fa And Moses gave Gilead unto Machir the son of Manasseh; and he dwelt therein. پس در ماه اول از رعمسیس، در روز پانزدهم از ماه اول کوچ کردند، و در فردای بعد از فصح بنی‌اسرائیل درنظر تمامی مصریان با دست بلند بیرون رفتند. bible_en_fa And Jair the son of Manasseh went and took the small towns thereof, and called them Havoth-jair. ومصریان همه نخست زادگان خود را که خداوند ازایشان کشته بود دفن می‌کردند، و یهوه بر خدایان ایشان قصاص نموده بود. bible_en_fa And Nobah went and took Kenath, and the villages thereof, and called it Nobah, after his own name. و بنی‌اسرائیل از رعمسیس کوچ کرده، درسکوت فرود آمدند. bible_en_fa These are the journeys of the children of Israel, which went forth out of the land of Egypt with their armies under the hand of Moses and Aaron. و از سکوت کوچ کرده، درایتام که به کنار بیابان است، فرود آمدند. bible_en_fa And Moses wrote their goings out according to their journeys by the commandment of the LORD: and these are their journeys according to their goings out. و ازایتام کوچ کرده، به سوی فم الحیروت که در مقابل بعل صفون است، برگشتند، و پیش مجدل فرودآمدند. bible_en_fa And they departed from Rameses in the first month, on the fifteenth day of the first month; on the morrow after the passover the children of Israel went out with an high hand in the sight of all the Egyptians. و از مقابل حیروت کوچ کرده، از میان دریا به بیابان عبور کردند و در بیابان ایتام سفر سه روزه کرده، در ماره فرود آمدند. bible_en_fa For the Egyptians buried all their firstborn, which the LORD had smitten among them: upon their gods also the LORD executed judgments. و از ماره کوچ کرده، به ایلیم رسیدند و در ایلیم دوازده چشمه آب و هفتاد درخت خرما بود، و در آنجا فرودآمدند. bible_en_fa And the children of Israel removed from Rameses, and pitched in Succoth. و از ایلیم کوچ کرده، نزد بحر قلزم فرود آمدند. bible_en_fa And they departed from Succoth, and pitched in Etham, which is in the edge of the wilderness. و از بحر قلزم کوچ کرده، در بیابان سین فرود آمدند. bible_en_fa And they removed from Etham, and turned again unto Pi-hahiroth, which is before Baal-zephon: and they pitched before Migdol. و از بیابان سین کوچ کرده، دردفقه فرود آمدند. bible_en_fa And they departed from before Pi-hahiroth, and passed through the midst of the sea into the wilderness, and went three days' journey in the wilderness of Etham, and pitched in Marah. و از دفقه کوچ کرده، درالوش فرود آمدند. bible_en_fa And they removed from Marah, and came unto Elim: and in Elim were twelve fountains of water, and threescore and ten palm trees; and they pitched there. و از الوش کوچ کرده، دررفیدیم فرود آمدند و در آنجا آب نبود که قوم بنوشند. bible_en_fa And they removed from Elim, and encamped by the Red sea. و از رفیدیم کوچ کرده، در بیابان سینافرود آمدند. bible_en_fa And they removed from the Red sea, and encamped in the wilderness of Sin. و از بیابان سینا کوچ کرده، درقبروت هتاوه فرود آمدند. bible_en_fa And they took their journey out of the wilderness of Sin, and encamped in Dophkah. و از قبروت هتاوه کوچ کرده، در حصیروت فرود آمدند. bible_en_fa And they departed from Dophkah, and encamped in Alush. و ازحصیروت کوچ کرده، در رتمه فرود آمدند. bible_en_fa And they removed from Alush, and encamped at Rephidim, where was no water for the people to drink. واز رتمه کوچ کرده، و در رمون فارص فرود آمدند. bible_en_fa And they departed from Rephidim, and pitched in the wilderness of Sinai. و از رمون فارص کوچ کرده، در لبنه فرودآمدند. bible_en_fa And they removed from the desert of Sinai, and pitched at Kibroth-hattaavah. و از لبنه کوچ کرده، در رسه فرودآمدند. bible_en_fa And they departed from Kibroth-hattaavah, and encamped at Hazeroth. و از رسه کوچ کرده، در قهیلاته فرودآمدند. bible_en_fa And they departed from Hazeroth, and pitched in Rithmah. و از قهیلاته کوچ کرده، در جبل شافر فرود آمدند. bible_en_fa And they departed from Rithmah, and pitched at Rimmon-parez. و از جبل شافر کوچ کرده، درحراده فرود آمدند. bible_en_fa And they departed from Rimmon-parez, and pitched in Libnah. و از حراده کوچ کرده، درمقهیلوت فرود آمدند. bible_en_fa And they removed from Libnah, and pitched at Rissah. و از مقهیلوت کوچ کرده، در تاحت فرود آمدند. bible_en_fa And they journeyed from Rissah, and pitched in Kehelathah. و از تاحت کوچ کرده، در تارح فرود آمدند. bible_en_fa And they went from Kehelathah, and pitched in mount Shapher. و از تارح کوچ کرده، در متقه فرود آمدند. bible_en_fa And they removed from mount Shapher, and encamped in Haradah. و از متقه کوچ کرده، در حشمونه فرود آمدند. bible_en_fa And they removed from Haradah, and pitched in Makheloth. و از حشمونه کوچ کرده، در مسیروت فرود آمدند. bible_en_fa And they removed from Makheloth, and encamped at Tahath. و از مسیروت کوچ کرده، در بنی یعقان فرود آمدند. bible_en_fa And they departed from Tahath, and pitched at Tarah. و ازبنی یعقان کوچ کرده، در حورالجدجاد فرودآمدند. bible_en_fa And they removed from Tarah, and pitched in Mithcah. و از حورالجدجاد کوچ کرده، دریطبات فرود آمدند. bible_en_fa And they went from Mithcah, and pitched in Hashmonah. و از یطبات کوچ کرده، درعبرونه فرود آمدند. bible_en_fa And they departed from Hashmonah, and encamped at Moseroth. و از عبرونه کوچ کرده، درعصیون جابر فرود آمدند. bible_en_fa And they departed from Moseroth, and pitched in Bene-jaakan. و از عصیون جابرکوچ کرده، در بیابان صین که قادش باشد، فرودآمدند. bible_en_fa And they removed from Bene-jaakan, and encamped at Hor-hagidgad. و از قادش کوچ کرده، در جبل هور درسرحد زمین ادوم فرود آمدند. bible_en_fa And they went from Hor-hagidgad, and pitched in Jotbathah. هارون کاهن برحسب فرمان خداوند به جبل هور برآمده، در سال چهلم خروج بنی‌اسرائیل از زمین مصر، در روز اول ماه پنجم وفات یافت. bible_en_fa And they removed from Jotbathah, and encamped at Ebronah. و هارون صد و بیست و سه ساله بود که در جبل هور مرد. bible_en_fa And they departed from Ebronah, and encamped at Ezion-gaber. و ملک عراد کنعانی که در جنوب زمین کنعان ساکن بود از آمدن بنی‌اسرائیل اطلاع یافت. bible_en_fa And they removed from Ezion-gaber, and pitched in the wilderness of Zin, which is Kadesh. پس از جبل هور کوچ کرده، در صلمونه فرود آمدند. bible_en_fa And they removed from Kadesh, and pitched in mount Hor, in the edge of the land of Edom. و از صلمونه کوچ کرده در فونون فرود آمدند bible_en_fa And Aaron the priest went up into mount Hor at the commandment of the LORD, and died there, in the fortieth year after the children of Israel were come out of the land of Egypt, in the first day of the fifth month. و از فونون کوچ کرده، در اوبوت فرود آمدند. bible_en_fa And Aaron was an hundred and twenty and three years old when he died in mount Hor. و از اوبوت کوچ کرده، درعیی عباریم در حدود موآب فرود آمدند. bible_en_fa And king Arad the Canaanite, which dwelt in the south in the land of Canaan, heard of the coming of the children of Israel. و از عییم کوچ کرده، در دیبون جاد فرود آمدند. bible_en_fa And they departed from mount Hor, and pitched in Zalmonah. واز دیبون جاد کوچ کرده، در علمون دبلاتایم فرودآمدند. bible_en_fa And they departed from Zalmonah, and pitched in Punon. و از علمون دبلاتایم کوچ کرده، درکوههای عباریم در مقابل نبو فرود آمدند. bible_en_fa And they departed from Punon, and pitched in Oboth. و ازکوههای عباریم کوچ کرده، در عربات موآب نزداردن در مقابل اریحا فرود آمدند. bible_en_fa And they departed from Oboth, and pitched in Ije-abarim, in the border of Moab. پس نزد اردن از بیت یشیموت تا آبل شطیم در عربات موآب اردو زدند. bible_en_fa And they departed from Iim, and pitched in Dibon-gad. و خداوند موسی را در عربات مواب نزداردن، در مقابل اریحا خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And they removed from Dibon-gad, and encamped in Almon-diblathaim. «بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، به ایشان بگو: چون شما از اردن به زمین کنعان عبور کنید، bible_en_fa And they removed from Almon-diblathaim, and pitched in the mountains of Abarim, before Nebo. جمیع ساکنان زمین را از پیش روی خوداخراج نمایید، و تمامی صورتهای ایشان راخراب کنید، و تمامی بتهای ریخته شده ایشان رابشکنید، و همه مکانهای بلند ایشان را منهدم سازید. bible_en_fa And they departed from the mountains of Abarim, and pitched in the plains of Moab by Jordan near Jericho. و زمین را به تصرف آورده، در آن ساکن شوید، زیرا که آن زمین را به شما دادم تا مالک آن باشید. bible_en_fa And they pitched by Jordan, from Beth-jesimoth even unto Abel-shittim in the plains of Moab. و زمین را به حسب قبایل خود به قرعه تقسیم کنید، برای کثیر، نصیب او را کثیر بدهید، وبرای قلیل، نصیب او را قلیل بدهید، جایی که قرعه برای هر کس برآید از آن او باشد برحسب اسباط آبای شما آن را تقسیم نمایید. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses in the plains of Moab by Jordan near Jericho, saying, و اگرساکنان زمین را از پیش روی خود اخراج ننماییدکسانی را که از ایشان باقی می‌گذارید در چشمان شما خار خواهند بود، و در پهلوهای شما تیغ وشما را در زمینی که در آن ساکن شوید، خواهندرنجانید.و به همان طوری که قصد نمودم که با ایشان رفتار نمایم، با شما رفتار خواهم نمود.» bible_en_fa Speak unto the children of Israel, and say unto them, When ye are passed over Jordan into the land of Canaan; و به همان طوری که قصد نمودم که با ایشان رفتار نمایم، با شما رفتار خواهم نمود.» bible_en_fa Then ye shall drive out all the inhabitants of the land from before you, and destroy all their pictures, and destroy all their molten images, and quite pluck down all their high places: و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And ye shall dispossess the inhabitants of the land, and dwell therein: for I have given you the land to possess it. «بنی‌اسرائیل را امر فرموده، به ایشان بگو: چون شما به زمین کنعان داخل شوید، این است زمینی که به شما به ملکیت خواهد رسید، یعنی زمین کنعان با حدودش. bible_en_fa And ye shall divide the land by lot for an inheritance among your families: and to the more ye shall give the more inheritance, and to the fewer ye shall give the less inheritance: every man's inheritance shall be in the place where his lot falleth; according to the tribes of your fathers ye shall inherit. آنگاه حد جنوبی شما از بیابان سین بر جانب ادوم خواهد بود، و سرحد جنوبی شما از آخر بحرالملح به طرف مشرق خواهد بود. bible_en_fa But if ye will not drive out the inhabitants of the land from before you; then it shall come to pass, that those which ye let remain of them shall be pricks in your eyes, and thorns in your sides, and shall vex you in the land wherein ye dwell. و حد شما از جانب جنوب گردنه عقربیم دور خواهد زد و به سوی سین خواهدگذشت، و انتهای آن به طرف جنوب قادش برنیع خواهد بود، و نزد حصرادار بیرون رفته، تاعصمون خواهد گذشت. bible_en_fa Moreover it shall come to pass, that I shall do unto you, as I thought to do unto them. و این حد از عصمون تاوادی مصر دور زده، انتهایش نزد دریا خواهدبود. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و اما حد غربی. دریای بزرگ حد شماخواهد بود. این است حد غربی شما. bible_en_fa Command the children of Israel, and say unto them, When ye come into the land of Canaan; (this is the land that shall fall unto you for an inheritance, even the land of Canaan with the coasts thereof:) و حد شمالی شما این باشد، از دریای بزرگ برای خود جبل هور را نشان گیرید. bible_en_fa Then your south quarter shall be from the wilderness of Zin along by the coast of Edom, and your south border shall be the outmost coast of the salt sea eastward: و از جبل هور تا مدخل حمات را نشان گیرید. و انتهای این حد نزد صدد باشد. bible_en_fa And your border shall turn from the south to the ascent of Akrabbim, and pass on to Zin: and the going forth thereof shall be from the south to Kadesh-barnea, and shall go on to Hazar-addar, and pass on to Azmon: و این حد نزد زفرون بیرون رود و انتهایش نزد حصر عینان باشد، این حدشمالی شما خواهد بود. bible_en_fa And the border shall fetch a compass from Azmon unto the river of Egypt, and the goings out of it shall be at the sea. و برای حد مشرقی خود از حصر عینان تاشفام را نشان گیرید. bible_en_fa And as for the western border, ye shall even have the great sea for a border: this shall be your west border. و این حد از شفام تا ربله به طرف شرقی عین برود، پس این حد کشیده شده به‌جانب دریای کنرت به طرف مشرق برسد. bible_en_fa And this shall be your north border: from the great sea ye shall point out for you mount Hor: واین حد تا به اردن برسد و انتهایش نزد بحرالملح باشد. این زمین برحسب حدودش به هر طرف زمین شما خواهد بود.» bible_en_fa From mount Hor ye shall point out your border unto the entrance of Hamath; and the goings forth of the border shall be to Zedad: و موسی بنی‌اسرائیل را امر کرده، گفت: «این است زمینی که شما آن را به قرعه تقسیم خواهید کرد که خداوند امر فرموده است تا به نه سبط و نصف داده شود. bible_en_fa And the border shall go on to Ziphron, and the goings out of it shall be at Hazar-enan: this shall be your north border. زیرا که سبط بنی روبین برحسب خاندان آبای خود و سبط بنی جادبرحسب خاندان آبای خود، و نصف سبط منسی، نصیب خود را گرفته‌اند. bible_en_fa And ye shall point out your east border from Hazar-enan to Shepham: این دو سبط و نصف به آن طرف اردن در مقابل اریحا به‌جانب مشرق به سوی طلوع آفتاب نصیب خود را گرفته‌اند.» bible_en_fa And the coast shall go down from Shepham to Riblah, on the east side of Ain; and the border shall descend, and shall reach unto the side of the sea of Chinnereth eastward: و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And the border shall go down to Jordan, and the goings out of it shall be at the salt sea: this shall be your land with the coasts thereof round about. «این است نامهای کسانی که زمین را برای شماتقسیم خواهند نمود. العازار کاهن و یوشع بن نون. bible_en_fa And Moses commanded the children of Israel, saying, This is the land which ye shall inherit by lot, which the LORD commanded to give unto the nine tribes, and to the half tribe: و یک سرور را از هر سبط برای تقسیم نمودن زمین بگیرید. bible_en_fa For the tribe of the children of Reuben according to the house of their fathers, and the tribe of the children of Gad according to the house of their fathers, have received their inheritance; and half the tribe of Manasseh have received their inheritance: و این است نامهای ایشان. ازسبط یهودا کالیب بن یفنه. bible_en_fa The two tribes and the half tribe have received their inheritance on this side Jordan near Jericho eastward, toward the sunrising. و از سبطبنی شمعون شموئیل بن عمیهود. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, و از سبطبنیامین الیداد بن کسلون. bible_en_fa These are the names of the men which shall divide the land unto you: Eleazar the priest, and Joshua the son of Nun. و از سبط بنی دان رئیس بقی ابن یجلی. bible_en_fa And ye shall take one prince of every tribe, to divide the land by inheritance. و از بنی یوسف از سبطبنی منسی رئیس حنیئیل بن ایفود. bible_en_fa And the names of the men are these: Of the tribe of Judah, Caleb the son of Jephunneh. و از سبطبنی افرایم رئیس قموئیل بن شفطان. bible_en_fa And of the tribe of the children of Simeon, Shemuel the son of Ammihud. و از سبطبنی زبولون رئیس الیصافان بن فرناک. bible_en_fa Of the tribe of Benjamin, Elidad the son of Chislon. و از سبطبنی یساکار رئیس فلطیئیل بن عزان. bible_en_fa And the prince of the tribe of the children of Dan, Bukki the son of Jogli. و از سبطبنی اشیر رئیس اخیهود بن شلومی. bible_en_fa The prince of the children of Joseph, for the tribe of the children of Manasseh, Hanniel the son of Ephod. و از سبطبنی نفتالی رئیس فدهئیل بن عمیهود.»اینانندکه خداوند مامور فرمود که ملک را در زمین کنعان برای بنی‌اسرائیل تقسیم نمایند. bible_en_fa And the prince of the tribe of the children of Ephraim, Kemuel the son of Shiphtan. اینانندکه خداوند مامور فرمود که ملک را در زمین کنعان برای بنی‌اسرائیل تقسیم نمایند. bible_en_fa And the prince of the tribe of the children of Zebulun, Elizaphan the son of Parnach. و خداوند موسی را در عربات موآب نزد اردن در مقابل اریحا خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And the prince of the tribe of the children of Issachar, Paltiel the son of Azzan. «بنی‌اسرائیل را امر فرما که از نصیب ملک خود شهرها برای سکونت به لاویان بدهند، ونواحی شهرها را از اطراف آنها به لاویان بدهید. bible_en_fa And the prince of the tribe of the children of Asher, Ahihud the son of Shelomi. و شهرها بجهت سکونت ایشان باشد، و نواحی آنها برای بهایم و اموال و سایر حیوانات ایشان باشد. bible_en_fa And the prince of the tribe of the children of Naphtali, Pedahel the son of Ammihud. و نواحی شهرها که به لاویان بدهید ازدیوار شهر بیرون از هر طرف هزار ذراع باشد. bible_en_fa These are they whom the LORD commanded to divide the inheritance unto the children of Israel in the land of Canaan. واز بیرون شهر به طرف مشرق دو هزار ذراع، و به طرف جنوب دو هزار ذراع، و به طرف مغرب دوهزار ذراع، و به طرف شمال دو هزار ذراع بپیمایید. و شهر در وسط باشد و این نواحی شهرها برای ایشان خواهد بود. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses in the plains of Moab by Jordan near Jericho, saying, «و از شهرها که به لاویان بدهید شش شهرملجا خواهد بود، و آنها را برای قاتل بدهید تا به آنجا فرار کند و سوای آنها چهل و دو شهربدهید. bible_en_fa Command the children of Israel, that they give unto the Levites of the inheritance of their possession cities to dwell in; and ye shall give also unto the Levites suburbs for the cities round about them. پس جمیع شهرها که به لاویان خواهیدداد چهل و هشت شهر با نواحی آنها خواهد بود. bible_en_fa And the cities shall they have to dwell in; and the suburbs of them shall be for their cattle, and for their goods, and for all their beasts. و اما شهرهایی که از ملک بنی‌اسرائیل می‌دهیداز کثیر، کثیر و از قلیل، قلیل بگیرید. هر کس به اندازه نصیب خود که یافته باشد از شهرهای خودبه لاویان بدهد.» bible_en_fa And the suburbs of the cities, which ye shall give unto the Levites, shall reach from the wall of the city and outward a thousand cubits round about. و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And ye shall measure from without the city on the east side two thousand cubits, and on the south side two thousand cubits, and on the west side two thousand cubits, and on the north side two thousand cubits and the city shall be in the midst: this shall be to them the suburbs of the cities. «بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، به ایشان بگو: چون شما از اردن به زمین کنعان عبور کنید، bible_en_fa And among the cities which ye shall give unto the Levites there shall be six cities for refuge, which ye shall appoint for the manslayer, that he may flee thither: and to them ye shall add forty and two cities. آنگاه شهرها برای خود تعیین کنید تا شهرهای ملجا برای شما باشد، تا هر قاتلی که شخصی راسهو کشته باشد، به آنجا فرار کند. bible_en_fa So all the cities which ye shall give to the Levites shall be forty and eight cities: them shall ye give with their suburbs. و این شهرها برای شما بجهت ملجا از ولی مقتول خواهد بود، تا قاتل پیش از آنکه به حضورجماعت برای داوری بایستد، نمیرد. bible_en_fa And the cities which ye shall give shall be of the possession of the children of Israel: from them that have many ye shall give many; but from them that have few ye shall give few: every one shall give of his cities unto the Levites according to his inheritance which he inheriteth. «و از شهرهایی که می‌دهید، شش شهرملجا برای شما باشد. bible_en_fa And the LORD spake unto Moses, saying, سه شهر از آنطرف اردن بدهید، و سه شهر در زمین کنعان بدهید تاشهرهای ملجا باشد. bible_en_fa Speak unto the children of Israel, and say unto them, When ye be come over Jordan into the land of Canaan; بجهت بنی‌اسرائیل وغریب و کسی‌که در میان شما وطن گزیند، این شش شهر برای ملجا باشد تا هر‌که شخصی راسهو کشته باشد به آنجا فرار کند. bible_en_fa Then ye shall appoint you cities to be cities of refuge for you; that the slayer may flee thither, which killeth any person at unawares. «و اگر او را به آلت آهنین زد که مرد، او قاتل است و قاتل البته کشته شود. bible_en_fa And they shall be unto you cities for refuge from the avenger; that the manslayer die not, until he stand before the congregation in judgment. و اگر او را بادست خود به سنگی که از آن کسی کشته شود، بزند تا بمیرد، او قاتل است و قاتل البته کشته شود. bible_en_fa And of these cities which ye shall give six cities shall ye have for refuge. و اگر او را به چوب دستی که به آن کسی کشته شود، بزند تا بمیرد، او قاتل است و قاتل البته کشته شود. bible_en_fa Ye shall give three cities on this side Jordan, and three cities shall ye give in the land of Canaan, which shall be cities of refuge. ولی خون، خود، قاتل رابکشد. هرگاه به او برخورد، او را بکشد. bible_en_fa These six cities shall be a refuge, both for the children of Israel, and for the stranger, and for the sojourner among them: that every one that killeth any person unawares may flee thither. و اگراز روی بغض او را با تیغ زد یا قصد چیزی بر اوانداخت که مرد، bible_en_fa And if he smite him with an instrument of iron, so that he die, he is a murderer: the murderer shall surely be put to death. یا از روی عداوت او را بادست خود زد که مرد، آن زننده چون که قاتل است البته کشته شود، ولی خون هرگاه به قاتل برخورد، او را بکشد. bible_en_fa And if he smite him with throwing a stone, wherewith he may die, and he die, he is a murderer: the murderer shall surely be put to death. «لیکن اگر او را بدون عداوت سهو تیغ زندیا چیزی بدون قصد بر او اندازد، bible_en_fa Or if he smite him with an hand weapon of wood, wherewith he may die, and he die, he is a murderer: the murderer shall surely be put to death. و اگر سنگی را که کسی به آن کشته شود نادیده بر او بیندازد که بمیرد و با وی دشمنی نداشته، و بداندیش اونبوده باشد، bible_en_fa The revenger of blood himself shall slay the murderer: when he meeteth him, he shall slay him. پس جماعت در میان قاتل و ولی خون برحسب این احکام داوری نمایند. bible_en_fa But if he thrust him of hatred, or hurl at him by laying of wait, that he die; وجماعت، قاتل را از دست ولی خون رهایی دهند، و جماعت، وی را به شهر ملجای او که به آن فرارکرده بود برگردانند، و او در آنجا تا موت رئیس کهنه که به روغن مقدس مسح شده است، ساکن باشد. bible_en_fa Or in enmity smite him with his hand, that he die: he that smote him shall surely be put to death; for he is a murderer: the revenger of blood shall slay the murderer, when he meeteth him. و اگر قاتل وقتی از حدود شهر ملجای خود که به آن فرار کرده بود بیرون آید، bible_en_fa But if he thrust him suddenly without enmity, or have cast upon him any thing without laying of wait, و ولی خون، او را بیرون حدود شهر ملجایش بیابد، پس ولی خون قاتل را بکشد؛ قصاص خون برای اونشود. bible_en_fa Or with any stone, wherewith a man may die, seeing him not, and cast it upon him, that he die, and was not his enemy, neither sought his harm: زیرا که می‌بایست تا وفات رئیس کهنه در شهر ملجای خود مانده باشد، و بعد ازوفات رئیس کهنه، قاتل به زمین ملک خودبرگردد. bible_en_fa Then the congregation shall judge between the slayer and the revenger of blood according to these judgments: «و این احکام برای شما در قرنهای شما درجمیع مسکنهای شما فریضه عدالتی خواهد بود. bible_en_fa And the congregation shall deliver the slayer out of the hand of the revenger of blood, and the congregation shall restore him to the city of his refuge, whither he was fled: and he shall abide in it unto the death of the high priest, which was anointed with the holy oil. «هر‌که شخصی را بکشد پس قاتل به گواهی شاهدان کشته شود، و یک شاهد برای کشته شدن کسی شهادت ندهد. bible_en_fa But if the slayer shall at any time come without the border of the city of his refuge, whither he was fled; و هیچ فدیه به عوض جان قاتلی که مستوجب قتل است، مگیرید بلکه او البته کشته شود. bible_en_fa And the revenger of blood find him without the borders of the city of his refuge, and the revenger of blood kill the slayer; he shall not be guilty of blood: و از کسی‌که به شهر ملجای خود فرار کرده باشد فدیه مگیرید، که پیش از وفات کاهن برگردد و به زمین خودساکن شود. bible_en_fa Because he should have remained in the city of his refuge until the death of the high priest: but after the death of the high priest the slayer shall return into the land of his possession. و زمینی را که در آن ساکنید ملوث مسازید، زیرا که خون، زمین را ملوث می‌کند، وزمین را برای خونی که در آن ریخته شود، کفاره نمی توان کرد مگر به خون کسی‌که آن را ریخته باشد.پس زمینی را که شما در آن ساکنید ومن در میان آن ساکن هستم نجس مسازید، زیرا من که یهوه هستم در میان بنی‌اسرائیل ساکن می‌باشم.» bible_en_fa So these things shall be for a statute of judgment unto you throughout your generations in all your dwellings. پس زمینی را که شما در آن ساکنید ومن در میان آن ساکن هستم نجس مسازید، زیرا من که یهوه هستم در میان بنی‌اسرائیل ساکن می‌باشم.» bible_en_fa Whoso killeth any person, the murderer shall be put to death by the mouth of witnesses: but one witness shall not testify against any person to cause him to die. و روسای خاندان آبای قبیله بنی جلعادبن ماکیربن منسی که از قبایل بنی یوسف بودند نزدیک آمده به حضور موسی وبه حضور سروران و روسای خاندان آبای بنی‌اسرائیل عرض کرده، bible_en_fa Moreover ye shall take no satisfaction for the life of a murderer, which is guilty of death: but he shall be surely put to death. گفتند: «خداوند، آقای ما را امر فرمود که زمین را به قرعه تقسیم کرده، به بنی‌اسرائیل بدهد، و آقای ما از جانب خداوند مامور شده است که نصیب برادر ماصلفحاد را به دخترانش بدهد. bible_en_fa And ye shall take no satisfaction for him that is fled to the city of his refuge, that he should come again to dwell in the land, until the death of the priest. پس اگر ایشان به یکی از پسران سایر اسباط بنی‌اسرائیل منکوحه شوند، ارث ما از میراث پدران ما قطع شده، به میراث سبطی که ایشان به آن داخل شوند، اضافه خواهد شد، و از بهره میراث ما قطع خواهد شد. bible_en_fa So ye shall not pollute the land wherein ye are: for blood it defileth the land: and the land cannot be cleansed of the blood that is shed therein, but by the blood of him that shed it. و چون یوبیل بنی‌اسرائیل بشود ملک ایشان به ملک سبطی که به آن داخل شوند اضافه خواهدشد، و ملک ایشان از ملک پدران ما قطع خواهدشد.» bible_en_fa Defile not therefore the land which ye shall inhabit, wherein I dwell: for I the LORD dwell among the children of Israel. پس موسی بنی‌اسرائیل را برحسب قول خداوند امر فرموده، گفت: «سبط بنی یوسف راست گفتند. bible_en_fa And the chief fathers of the families of the children of Gilead, the son of Machir, the son of Manasseh, of the families of the sons of Joseph, came near, and spake before Moses, and before the princes, the chief fathers of the children of Israel: این است آنچه خداوند درباره دختران صلفحاد امر فرموده، گفته است: به هر‌که در نظر ایشان پسند آید، به زنی داده شوند، لیکن در قبیله سبط پدران خود فقط به نکاح داده شوند. bible_en_fa And they said, The LORD commanded my lord to give the land for an inheritance by lot to the children of Israel: and my lord was commanded by the LORD to give the inheritance of Zelophehad our brother unto his daughters. پس میراث بنی‌اسرائیل از سبط به سبط منتقل نشود، بلکه هر یکی از بنی‌اسرائیل به میراث سبطپدران خود ملصق باشند. bible_en_fa And if they be married to any of the sons of the other tribes of the children of Israel, then shall their inheritance be taken from the inheritance of our fathers, and shall be put to the inheritance of the tribe whereunto they are received: so shall it be taken from the lot of our inheritance. و هر دختری که وارث ملکی از اسباط بنی‌اسرائیل بشود، به کسی از قبیله سبط پدر خود به زنی داده شود، تا هریکی از بنی‌اسرائیل وارث ملک آبای خود گردند. bible_en_fa And when the jubile of the children of Israel shall be, then shall their inheritance be put unto the inheritance of the tribe whereunto they are received: so shall their inheritance be taken away from the inheritance of the tribe of our fathers. و ملک از یک سبط به سبط دیگر منتقل نشود، بلکه هرکس از اسباط بنی‌اسرائیل به میراث خودملصق باشند.» bible_en_fa And Moses commanded the children of Israel according to the word of the LORD, saying, The tribe of the sons of Joseph hath said well. پس چنانکه خداوند موسی را امر فرمود، دختران صلفحاد چنان کردند. bible_en_fa This is the thing which the LORD doth command concerning the daughters of Zelophehad, saying, Let them marry to whom they think best; only to the family of the tribe of their father shall they marry. و دختران صلفحاد، محله و ترصه و حجله و ملکه و نوعه به پسران عموهای خود به زنی داده شدند.درقبایل بنی منسی ابن یوسف منکوحه شدند وملک ایشان در سبط قبیله پدر ایشان باقی ماند. bible_en_fa So shall not the inheritance of the children of Israel remove from tribe to tribe: for every one of the children of Israel shall keep himself to the inheritance of the tribe of his fathers. درقبایل بنی منسی ابن یوسف منکوحه شدند وملک ایشان در سبط قبیله پدر ایشان باقی ماند. bible_en_fa And every daughter, that possesseth an inheritance in any tribe of the children of Israel, shall be wife unto one of the family of the tribe of her father, that the children of Israel may enjoy every man the inheritance of his fathers. اردن، در بیابان عربه مقابل سوف، در میان فاران و توفل و لابان و حضیروت و دی ذهب باتمامی اسرائیل گفت. bible_en_fa Neither shall the inheritance remove from one tribe to another tribe; but every one of the tribes of the children of Israel shall keep himself to his own inheritance. از حوریب به راه جبل سعیر تا قادش برنیع، سفر یازده روزه است. bible_en_fa Even as the LORD commanded Moses, so did the daughters of Zelophehad: پس در روز اول ماه یازدهم سال چهلم، موسی بنی‌اسرائیل را برحسب هرآنچه خداوند او رابرای ایشان امر فرموده بود تکلم نمود، bible_en_fa For Mahlal, Tirzah, and Hoglah, and Milcah, and Noah, the daughters of Zelophehad, were married unto their father's brothers' sons: بعد ازآنکه سیحون ملک اموریان را که در حشبون ساکن بود و عوج ملک باشان را که در عشتاروت درادرعی ساکن بود، کشته بود. bible_en_fa And they were married into the families of the sons of Manasseh the son of Joseph, and their inheritance remained in the tribe of the family of their father. به آن طرف اردن درزمین موآب، موسی به بیان کردن این شریعت شروع کرده، گفت: دستور ترک حوریب bible_en_fa These are the commandments and the judgments, which the LORD commanded by the hand of Moses unto the children of Israel in the plains of Moab by Jordan near Jericho. یهوه خدای ما، ما را در حوریب خطاب کرده، گفت: «توقف شما در این کوه بس شده است. bible_en_fa These be the words which Moses spake unto all Israel on this side Jordan in the wilderness, in the plain over against the Red sea, between Paran, and Tophel, and Laban, and Hazeroth, and Dizahab. پس توجه نموده، کوچ کنید و به کوهستان اموریان، و جمیع حوالی آن از عربه و کوهستان وهامون و جنوب و کناره دریا، یعنی زمین کنعانیان و لبنان تا نهر بزرگ که نهر فرات باشد، داخل شوید. bible_en_fa (There are eleven days' journey from Horeb by the way of mount Seir unto Kadesh-barnea.) اینک زمین را پیش روی شما گذاشتم. پس داخل شده، زمینی را که خداوند برای پدران شما، ابراهیم و اسحاق و یعقوب، قسم خورد که به ایشان و بعد از آنها به ذریت ایشان بدهد، به تصرف آورید.» bible_en_fa And it came to pass in the fortieth year, in the eleventh month, on the first day of the month, that Moses spake unto the children of Israel, according unto all that the LORD had given him in commandment unto them; و در آن وقت به شما متکلم شده، گفتم: «من به تنهایی نمی توانم متحمل شما باشم. bible_en_fa After he had slain Sihon the king of the Amorites, which dwelt in Heshbon, and Og the king of Bashan, which dwelt at Astaroth in Edrei: یهوه خدای شما، شما را افزوده است و اینک شماامروز مثل ستارگان آسمان کثیر هستید. bible_en_fa On this side Jordan, in the land of Moab, began Moses to declare this law, saying, یهوه خدای پدران شما، شما را هزار چندان‌که هستیدبیفزاید و شما را برحسب آنچه به شما گفته است، برکت دهد. bible_en_fa The LORD our God spake unto us in Horeb, saying, Ye have dwelt long enough in this mount: لیکن من چگونه به تنهایی متحمل محنت و بار و منازعت شما بشوم. bible_en_fa Turn you, and take your journey, and go to the mount of the Amorites, and unto all the places nigh thereunto, in the plain, in the hills, and in the vale, and in the south, and by the sea side, to the land of the Canaanites, and unto Lebanon, unto the great river, the river Euphrates. پس مردان حکیم و عاقل و معروف از اسباط خود بیاورید، تاایشان را بر شما روسا سازم.» bible_en_fa Behold, I have set the land before you: go in and possess the land which the LORD sware unto your fathers, Abraham, Isaac, and Jacob, to give unto them and to their seed after them. و شما در جواب من گفتید: «سخنی که گفتی نیکو است که بکنیم.» bible_en_fa And I spake unto you at that time, saying, I am not able to bear you myself alone: پس روسای اسباط شما را که مردان حکیم ومعروف بودند گرفته، ایشان را بر شما روساساختم، تا سروران هزاره‌ها و سروران صدها وسروران پنجاهها و سروران دهها و ناظران اسباطشما باشند. bible_en_fa The LORD your God hath multiplied you, and, behold, ye are this day as the stars of heaven for multitude. و در آنوقت داوران شما را امرکرده، گفتم: دعوای برادران خود را بشنوید، و درمیان هرکس و برادرش و غریبی که نزد وی باشدبه انصاف داوری نمایید. bible_en_fa (The LORD God of your fathers make you a thousand times so many more as ye are, and bless you, as he hath promised you!) و در داوری طرف داری مکنید، کوچک را مثل بزرگ بشنویدو از روی انسان مترسید، زیرا که داوری از آن خداست، و هر دعوایی که برای شما مشکل است، نزد من بیاورید تا آن را بشنوم. bible_en_fa How can I myself alone bear your cumbrance, and your burden, and your strife? و آن وقت همه‌چیزهایی را که باید بکنید، برای شما امر فرمودم. bible_en_fa Take you wise men, and understanding, and known among your tribes, and I will make them rulers over you. پس از حوریب کوچ کرده، از تمامی این بیابان بزرگ و ترسناک که شما دیدید به راه کوهستان اموریان رفتیم، چنانکه یهوه خدای ما به ما امر فرمود و به قادش برنیع رسیدیم. bible_en_fa And ye answered me, and said, The thing which thou hast spoken is good for us to do. و به شما گفتم: «به کوهستان اموریانی که یهوه خدای ما به ما می‌دهد، رسیده‌اید. bible_en_fa So I took the chief of your tribes, wise men, and known, and made them heads over you, captains over thousands, and captains over hundreds, and captains over fifties, and captains over tens, and officers among your tribes. اینک یهوه خدای تو، این زمین را پیش روی تو گذاشته است، پس برآی و چنانکه یهوه خدای پدرانت به تو گفته است، آن را به تصرف آور و ترسان و هراسان مباش.» bible_en_fa And I charged your judges at that time, saying, Hear the causes between your brethren, and judge righteously between every man and his brother, and the stranger that is with him. آنگاه جمیع شما نزد من آمده، گفتید: «مردان چند، پیش روی خود بفرستیم تا زمین رابرای ما جاسوسی نمایند، و ما را از راهی که بایدبرویم و از شهرهایی که به آنها می‌رویم، خبربیاورند.» bible_en_fa Ye shall not respect persons in judgment; but ye shall hear the small as well as the great; ye shall not be afraid of the face of man; for the judgment is God's: and the cause that is too hard for you, bring it unto me, and I will hear it. و این سخن مرا پسند آمد، پس دوازده نفر از شما، یعنی یکی را از هر سبطگرفتم، bible_en_fa And I commanded you at that time all the things which ye should do. و ایشان متوجه راه شده، به کوه برآمدند و به وادی اشکول رسیده، آن راجاسوسی نمودند. bible_en_fa And when we departed from Horeb, we went through all that great and terrible wilderness, which ye saw by the way of the mountain of the Amorites, as the LORD our God commanded us; and we came to Kadesh-barnea. و از میوه زمین به‌دست خود گرفته، آن را نزد ما آوردند، و ما را مخبرساخته، گفتند: «زمینی که یهوه خدای ما، به مامی دهد، نیکوست.» bible_en_fa And I said unto you, Ye are come unto the mountain of the Amorites, which the LORD our God doth give unto us. لیکن شما نخواستید که بروید، بلکه ازفرمان خداوند عصیان ورزیدید. bible_en_fa Behold, the LORD thy God hath set the land before thee: go up and possess it, as the LORD God of thy fathers hath said unto thee; fear not, neither be discouraged. و درخیمه های خود همهمه کرده، گفتید: «چونکه خداوند ما را دشمن داشت، ما را از زمین مصربیرون آورد، تا ما را به‌دست اموریان تسلیم کرده، هلاک سازد. bible_en_fa And ye came near unto me every one of you, and said, We will send men before us, and they shall search us out the land, and bring us word again by what way we must go up, and into what cities we shall come. و حال کجا برویم چونکه برادران ما دل ما را گداخته، گفتند که این قوم از ما بزرگتر وبلندترند و شهرهای ایشان بزرگ و تا آسمان حصاردار است، و نیز بنی عناق را در آنجادیده‌ایم.» bible_en_fa And the saying pleased me well: and I took twelve men of you, one of a tribe: پس من به شما گفتم: «مترسید و ازایشان هراسان مباشید. bible_en_fa And they turned and went up into the mountain, and came unto the valley of Eshcol, and searched it out. یهوه خدای شما که پیش روی شما می‌رود برای شما جنگ خواهدکرد، برحسب هرآنچه به نظر شما در مصر برای شما کرده است.» bible_en_fa And they took of the fruit of the land in their hands, and brought it down unto us, and brought us word again, and said, It is a good land which the LORD our God doth give us. و هم در بیابان که در آنجادیدید چگونه یهوه خدای تو مثل کسی‌که پسرخود را می‌برد تو را در تمامی راه که می‌رفتیدبرمی داشت تا به اینجا رسیدید. bible_en_fa Notwithstanding ye would not go up, but rebelled against the commandment of the LORD your God: لیکن با وجوداین، همه شما به یهوه خدای خود ایمان نیاوردید. bible_en_fa And ye murmured in your tents, and said, Because the LORD hated us, he hath brought us forth out of the land of Egypt, to deliver us into the hand of the Amorites, to destroy us. که پیش روی شما در راه می‌رفت تاجایی برای نزول شما بطلبد، وقت شب در آتش تا راهی را که به آن بروید به شما بنماید و وقت روز در ابر. bible_en_fa Whither shall we go up? our brethren have discouraged our heart, saying, The people is greater and taller than we; the cities are great and walled up to heaven; and moreover we have seen the sons of the Anakims there. و خداوند آواز سخنان شما را شنیده، غضبناک شد، و قسم خورده، گفت: bible_en_fa Then I said unto you, Dread not, neither be afraid of them. «هیچکدام از این مردمان و از این طبقه شریر، آن زمین نیکو راکه قسم خوردم که به پدران شما بدهم، هرگزنخواهند دید. bible_en_fa The LORD your God which goeth before you, he shall fight for you, according to all that he did for you in Egypt before your eyes; سوای کالیب بن یفنه که آن راخواهد دید و زمینی را که در آن رفته بود، به وی وبه پسرانش خواهم داد، چونکه خداوند را پیروی کامل نمود.» bible_en_fa And in the wilderness, where thou hast seen how that the LORD thy God bare thee, as a man doth bear his son, in all the way that ye went, until ye came into this place. و خداوند بخاطر شما برمن نیزخشم نموده، گفت که «تو هم داخل آنجا نخواهی شد. bible_en_fa Yet in this thing ye did not believe the LORD your God, یوشع بن نون که بحضور تو می‌ایستدداخل آنجا خواهد شد، پس او را قوی گردان زیرا اوست که آن را برای بنی‌اسرائیل تقسیم خواهد نمود. bible_en_fa Who went in the way before you, to search you out a place to pitch your tents in, in fire by night, to shew you by what way ye should go, and in a cloud by day. و اطفال شما که درباره آنها گفتید که به یغما خواهند رفت، و پسران شماکه امروز نیک و بد را تمیز نمی دهند، داخل آنجاخواهند شد، و آن را به ایشان خواهم داد تا مالک آن بشوند. bible_en_fa And the LORD heard the voice of your words, and was wroth, and sware, saying, و اما شما روگردانیده از راه بحرقلزم به بیابان کوچ کنید.» bible_en_fa Surely there shall not one of these men of this evil generation see that good land, which I sware to give unto your fathers, و شما در جواب من گفتید که «به خداوندگناه ورزیده‌ایم، پس رفته، جنگ خواهیم کرد، موافق هرآنچه یهوه خدای ما به ما امر فرموده است، و همه شما اسلحه جنگ خود را بسته، عزیمت کردید که به کوه برآیید. bible_en_fa Save Caleb the son of Jephunneh; he shall see it, and to him will I give the land that he hath trodden upon, and to his children, because he hath wholly followed the LORD. آنگاه خداوندبه من گفت: «به ایشان بگو که نروند و جنگ منمایند زیرا که من در میان شما نیستم، مبادا ازحضور دشمنان خود مغلوب شوید.» bible_en_fa Also the LORD was angry with me for your sakes, saying, Thou also shalt not go in thither. پس به شما گفتم، لیکن نشنیدید، بلکه از فرمان خداوندعصیان ورزیدید، و مغرور شده، به فراز کوه برآمدید. bible_en_fa But Joshua the son of Nun, which standeth before thee, he shall go in thither: encourage him: for he shall cause Israel to inherit it. و اموریانی که در آن کوه ساکن بودندبه مقابله شما بیرون آمده، شما را تعاقب نمودند، بطوری که زنبورها می‌کنند و شما را از سعیر تاحرما شکست دادند. bible_en_fa Moreover your little ones, which ye said should be a prey, and your children, which in that day had no knowledge between good and evil, they shall go in thither, and unto them will I give it, and they shall possess it. پس برگشته، به حضورخداوند گریه نمودید، اما خداوند آواز شما رانشنید و به شما گوش نداد.و در قادش برحسب ایام توقف خود، روزهای بسیار ماندید. bible_en_fa But as for you, turn you, and take your journey into the wilderness by the way of the Red sea. و در قادش برحسب ایام توقف خود، روزهای بسیار ماندید. bible_en_fa Then ye answered and said unto me, We have sinned against the LORD, we will go up and fight, according to all that the LORD our God commanded us. And when ye had girded on every man his weapons of war, ye were ready to go up into the hill. پس برگشته، چنانکه خداوند به من گفته بود، از راه بحرقلزم در بیابان کوچ کردیم وروزهای بسیار کوه سعیر را دور زدیم. bible_en_fa And the LORD said unto me, Say unto them, Go not up, neither fight; for I am not among you; lest ye be smitten before your enemies. پس خداوند مرا خطاب کرده، گفت: bible_en_fa So I spake unto you; and ye would not hear, but rebelled against the commandment of the LORD, and went presumptuously up into the hill. «دور زدن شمابه این کوه بس است، بسوی شمال برگردید. bible_en_fa And the Amorites, which dwelt in that mountain, came out against you, and chased you, as bees do, and destroyed you in Seir, even unto Hormah. وقوم را امر فرموده، بگو که شما از حدود برادران خود بنی عیسو که در سعیر ساکنند باید بگذرید، و ایشان از شما خواهند ترسید، پس بسیاراحتیاط کنید. bible_en_fa And ye returned and wept before the LORD; but the LORD would not hearken to your voice, nor give ear unto you. و با ایشان منازعه مکنید، زیرا که از زمین ایشان بقدر کف پایی هم به شما نخواهم داد، چونکه کوه سعیر را به عیسو به ملکیت داده‌ام. bible_en_fa So ye abode in Kadesh many days, according unto the days that ye abode there. خوراک را از ایشان به نقره خریده، بخورید و آب را نیز از ایشان به نقره خریده، بنوشید.» bible_en_fa Then we turned, and took our journey into the wilderness by the way of the Red sea, as the LORD spake unto me: and we compassed mount Seir many days. زیرا که یهوه خدای تو، تو را در همه کارهای دستت برکت داده است، او راه رفتنت رادر این بیابان بزرگ می‌داند، الان چهل سال است که یهوه خدایت با تو بوده است و به هیچ‌چیزمحتاج نشده‌ای. bible_en_fa And the LORD spake unto me, saying, پس از برادران خود بنی عیسوکه در سعیر ساکنند، از راه عربه از ایلت و عصیون جابر عبور نمودیم. bible_en_fa Ye have compassed this mountain long enough: turn you northward. پس برگشته، از راه بیابان موآب گذشتیم، وخداوند مرا گفت: «موآب را اذیت مرسان و باایشان منازعت و جنگ منما، زیرا که از زمین ایشان هیچ نصیبی به شما نخواهم داد، چونکه عاررا به بنی لوط برای ملکیت داده‌ام.» bible_en_fa And command thou the people, saying, Ye are to pass through the coast of your brethren the children of Esau, which dwell in Seir; and they shall be afraid of you: take ye good heed unto yourselves therefore: ایمیان که قوم عظیم و کثیر و بلند قد مثل عناقیان بودند، پیش در آنجا سکونت داشتند. bible_en_fa Meddle not with them; for I will not give you of their land, no, not so much as a foot breadth; because I have given mount Seir unto Esau for a possession. ایشان نیز مثل عناقیان از رفائیان محسوب بودند، لیکن موآبیان ایشان را ایمیان می‌خوانند. bible_en_fa Ye shall buy meat of them for money, that ye may eat; and ye shall also buy water of them for money, that ye may drink. و حوریان در سعیرپیشتر ساکن بودند، و بنی عیسو ایشان را اخراج نموده، ایشان را از پیش روی خود هلاک ساختند، و در جای ایشان ساکن شدند، چنانکه اسرائیل به زمین میراث خود که خداوند به ایشان داده بود، کردند. bible_en_fa For the LORD thy God hath blessed thee in all the works of thy hand: he knoweth thy walking through this great wilderness: these forty years the LORD thy God hath been with thee; thou hast lacked nothing. الان برخیزید و از وادی زاردعبور نمایید. پس از وادی زارد عبور نمودیم. bible_en_fa And when we passed by from our brethren the children of Esau, which dwelt in Seir, through the way of the plain from Elath, and from Ezion-gaber, we turned and passed by the way of the wilderness of Moab. وایامی که از قادش برنیع راه می‌رفتیم تا از وادی زارد عبور نمودیم سی و هشت سال بود، تاتمامی آن طبقه مردان جنگی از میان اردو تمام شدند، چنانکه خداوند برای ایشان قسم خورده بود. bible_en_fa And the LORD said unto me, Distress not the Moabites, neither contend with them in battle: for I will not give thee of their land for a possession; because I have given Ar unto the children of Lot for a possession. و دست خداوند نیز بر ایشان می‌بود تاایشان را از میان اردو بالکل هلاک کند. bible_en_fa The Emims dwelt therein in times past, a people great, and many, and tall, as the Anakims; پس چون جمیع مردان جنگی از میان قوم بالکل مردند، bible_en_fa Which also were accounted giants, as the Anakims; but the Moabites call them Emims. آنگاه خداوند مرا خطاب کرده، گفت: bible_en_fa The Horims also dwelt in Seir beforetime; but the children of Esau succeeded them, when they had destroyed them from before them, and dwelt in their stead; as Israel did unto the land of his possession, which the LORD gave unto them. «تو امروز از عار که سرحد موآب باشد، باید بگذری. bible_en_fa Now rise up, said I, and get you over the brook Zered. And we went over the brook Zered. و چون به مقابل بنی عمون برسی ایشان را مرنجان و با ایشان منازعه مکن، زیرا که اززمین بنی عمون نصیبی به تو نخواهم داد چونکه آن را به بنی لوط به ملکیت داده‌ام. bible_en_fa And the space in which we came from Kadesh-barnea, until we were come over the brook Zered, was thirty and eight years; until all the generation of the men of war were wasted out from among the host, as the LORD sware unto them. (آن نیز زمین رفائیان شمرده می‌شود و رفائیان پیشتر ساکن آنجا بودند، لیکن عمونیان ایشان را زمزمیان می‌خوانند. bible_en_fa For indeed the hand of the LORD was against them, to destroy them from among the host, until they were consumed. ایشان قومی عظیم و کثیر و بلند قدمثل عناقیان بودند، و خداوند آنها را از پیش روی ایشان هلاک کرد، پس ایشان را اخراج نموده، درجای ایشان ساکن شدند. bible_en_fa So it came to pass, when all the men of war were consumed and dead from among the people, چنانکه برای بنی عیسو که در سعیر ساکنند عمل نموده، حوریان را از حضور ایشان هلاک ساخته، آنها رااخراج نمودند، و تا امروز در جای ایشان ساکنند. bible_en_fa That the LORD spake unto me, saying, و عویان را که در دهات تا به غزا ساکن بودندکفتوریان که از کفتور بیرون آمدند هلاک ساخته، در جای ایشان ساکن شدند. ) bible_en_fa Thou art to pass over through Ar, the coast of Moab, this day: پس برخیزید وکوچ کرده، از وادی ارنون عبور کنید، اینک سیحون اموری ملک حشبون و زمین او را به‌دست تو دادم، به تصرف آن شروع کن و با ایشان جنگ نما. bible_en_fa And when thou comest nigh over against the children of Ammon, distress them not, nor meddle with them: for I will not give thee of the land of the children of Ammon any possession; because I have given it unto the children of Lot for a possession. امروز شروع کرده، خوف و ترس تورا بر قومهای زیر تمام آسمان مستولی می‌گردانم، و ایشان آوازه تو را شنیده، خواهندلرزید، و از ترس تو مضطرب خواهند شد.» bible_en_fa (That also was accounted a land of giants: giants dwelt therein in old time; and the Ammonites call them Zamzummims; پس قاصدان با سخنان صلح‌آمیز از بیابان قدیموت نزد سیحون ملک حشبون فرستاده، گفتم: bible_en_fa A people great, and many, and tall, as the Anakims; but the LORD destroyed them before them; and they succeeded them, and dwelt in their stead: «اجازت بده که از زمین تو بگذرم، به شاهراه خواهم رفت و به طرف راست یا چپ میل نخواهم کرد. bible_en_fa As he did to the children of Esau, which dwelt in Seir, when he destroyed the Horims from before them; and they succeeded them, and dwelt in their stead even unto this day: خوراک را به نقره به من بفروش تابخورم، و آب را به نقره به من بده تا بنوشم، فقطاجازت بده تا بر پایهای خود بگذرم. bible_en_fa And the Avims which dwelt in Hazerim, even unto Azzah, the Caphtorims, which came forth out of Caphtor, destroyed them, and dwelt in their stead.) چنانکه بنی عیسو که در سعیر ساکنند و موآبیان که در عارساکنند به من رفتار نمودند، تا از اردن به زمینی که یهوه خدای ما به ما می‌دهد، عبور نمایم.» bible_en_fa Rise ye up, take your journey, and pass over the river Arnon: behold, I have given into thine hand Sihon the Amorite, king of Heshbon, and his land: begin to possess it, and contend with him in battle. اماسیحون ملک حشبون نخواست که ما را از سرحدخود راه بدهد، زیرا که یهوه خدای تو روح او رابه قساوت و دل او را به سختی واگذاشت، تا او راچنانکه امروز شده است، به‌دست تو تسلیم نماید. bible_en_fa This day will I begin to put the dread of thee and the fear of thee upon the nations that are under the whole heaven, who shall hear report of thee, and shall tremble, and be in anguish because of thee. و خداوند مرا گفت: «اینک به تسلیم نمودن سیحون و زمین او به‌دست تو شروع کردم، پس بنابه تصرف آن بنما تا زمین او را مالک شوی.» bible_en_fa And I sent messengers out of the wilderness of Kedemoth unto Sihon king of Heshbon with words of peace, saying, آنگاه سیحون با تمامی قوم خود به مقابله مابرای جنگ کردن در یاهص بیرون آمدند. bible_en_fa Let me pass through thy land: I will go along by the high way, I will neither turn unto the right hand nor to the left. ویهوه خدای ما او را به‌دست ما تسلیم نموده، او رابا پسرانش و جمیع قومش زدیم. bible_en_fa Thou shalt sell me meat for money, that I may eat; and give me water for money, that I may drink: only I will pass through on my feet; و تمامی شهرهای او را در آنوقت گرفته، مردان و زنان واطفال هر شهر را هلاک کردیم که یکی را باقی نگذاشتیم. bible_en_fa (As the children of Esau which dwell in Seir, and the Moabites which dwell in Ar, did unto me;) until I shall pass over Jordan into the land which the LORD our God giveth us. لیکن بهایم را با غنیمت شهرهایی که گرفته بودیم، برای خود به غارت بردیم. bible_en_fa But Sihon king of Heshbon would not let us pass by him: for the LORD thy God hardened his spirit, and made his heart obstinate, that he might deliver him into thy hand, as appeareth this day. ازعروعیر که برکناره وادی ارنون است، و شهری که در وادی است، تا جلعاد قریه‌ای نبود که به ماممتنع باشد، یهوه خدای ما همه را به ما تسلیم نمود.لیکن به زمین بنی عمون و به تمامی کناره وادی یبوق و شهرهای کوهستان، و به هر جایی که یهوه خدای ما نهی فرموده بود، نزدیک نشدیم. bible_en_fa And the LORD said unto me, Behold, I have begun to give Sihon and his land before thee: begin to possess, that thou mayest inherit his land. لیکن به زمین بنی عمون و به تمامی کناره وادی یبوق و شهرهای کوهستان، و به هر جایی که یهوه خدای ما نهی فرموده بود، نزدیک نشدیم. bible_en_fa Then Sihon came out against us, he and all his people, to fight at Jahaz. پس برگشته، به راه باشان رفتیم، و عوج ملک باشان با تمامی قوم خود به مقابله مابیرون آمده، در ادرعی جنگ کرد. bible_en_fa And the LORD our God delivered him before us; and we smote him, and his sons, and all his people. و خداوند مراگفت: «از او مترس زیرا که او و تمامی قومش وزمینش را به‌دست تو تسلیم نموده‌ام، تا بطوری که با سیحون ملک اموریان که در حشبون ساکن بود، عمل نمودی، با وی نیز عمل نمایی.» bible_en_fa And we took all his cities at that time, and utterly destroyed the men, and the women, and the little ones, of every city, we left none to remain: پس یهوه، خدای ما، عوج ملک باشان را نیز و تمامی قومش را به‌دست ما تسلیم نموده، او را به حدی شکست دادیم که احدی از برای وی باقی نماند. bible_en_fa Only the cattle we took for a prey unto ourselves, and the spoil of the cities which we took. و در آنوقت همه شهرهایش را گرفتیم، وشهری نماند که از ایشان نگرفتیم، یعنی شصت شهر و تمامی مرزبوم ارجوب که مملکت عوج در باشان بود. bible_en_fa From Aroer, which is by the brink of the river of Arnon, and from the city that is by the river, even unto Gilead, there was not one city too strong for us: the LORD our God delivered all unto us: جمیع اینها شهرهای حصاردار بادیوارهای بلند و دروازه‌ها و پشت بندها بود، سوای قرای بی‌حصار بسیار کثیر. bible_en_fa Only unto the land of the children of Ammon thou camest not, nor unto any place of the river Jabbok, nor unto the cities in the mountains, nor unto whatsoever the LORD our God forbad us. و آنها رابالکل هلاک کردیم، چنانکه با سیحون، ملک حشبون کرده بودیم، هر شهر را با مردان و زنان واطفال هلاک ساختیم. bible_en_fa Then we turned, and went up the way to Bashan: and Og the king of Bashan came out against us, he and all his people, to battle at Edrei. و تمامی بهایم و غنیمت شهرها را برای خود به غارت بردیم. bible_en_fa And the LORD said unto me, Fear him not: for I will deliver him, and all his people, and his land, into thy hand; and thou shalt do unto him as thou didst unto Sihon king of the Amorites, which dwelt at Heshbon. و در آن وقت زمین را از دست دو ملک اموریان که به آن طرف اردن بودند، از وادی ارنون تا جبل حرمون، گرفتیم. bible_en_fa So the LORD our God delivered into our hands Og also, the king of Bashan, and all his people: and we smote him until none was left to him remaining. (و این حرمون راصیدونیان سریون می‌خوانند و اموریان آن راسنیر می‌خوانند. ) bible_en_fa And we took all his cities at that time, there was not a city which we took not from them, threescore cities, all the region of Argob, the kingdom of Og in Bashan. تمام شهرهای هامون وتمامی جلعاد و تمامی باشان تا سلخه و ادرعی که شهرهای مملکت عوج در باشان بود. bible_en_fa All these cities were fenced with high walls, gates, and bars; beside unwalled towns a great many. زیرا که عوج ملک باشان از بقیه رفائیان تنها باقی‌مانده بود. اینک تخت خواب او تخت آهنین است آیاآن در ربت بنی عمون نیست. و طولش نه ذراع وعرضش چهار ذراع برحسب ذراع آدمی می‌باشد. bible_en_fa And we utterly destroyed them, as we did unto Sihon king of Heshbon, utterly destroying the men, women, and children, of every city. و این زمین را در آن وقت به تصرف آوردیم، و آن را از عروعیر که برکنار وادی ارنون است و نصف کوهستان جلعاد؛ و شهرهایش را به روبینیان و جادیان دادم. bible_en_fa But all the cattle, and the spoil of the cities, we took for a prey to ourselves. و بقیه جلعاد و تمامی باشان را که مملکت عوج باشد به نصف سبطمنسی دادم، یعنی تمامی مرزبوم ارجوب را باتمامی باشان که زمین رفائیان نامیده می‌شود. bible_en_fa And we took at that time out of the hand of the two kings of the Amorites the land that was on this side Jordan, from the river of Arnon unto mount Hermon; یائیر بن منسی تمامی مرزبوم ارجوب را تا حدجشوریان و معکیان گرفت، و آنها را تا امروز به اسم خود باشان، حووت یائیر نامید. bible_en_fa (Which Hermon the Sidonians call Sirion; and the Amorites call it Shenir;) و جلعادرا به ماکیر دادم. bible_en_fa All the cities of the plain, and all Gilead, and all Bashan, unto Salchah and Edrei, cities of the kingdom of Og in Bashan. و به روبینیان و جادیان، ازجلعاد تا وادی ارنون، هم وسط وادی و هم کناره‌اش تا وادی یبوق را که حد بنی عمون باشد، دادم. bible_en_fa For only Og king of Bashan remained of the remnant of giants; behold, his bedstead was a bedstead of iron; is it not in Rabbath of the children of Ammon? nine cubits was the length thereof, and four cubits the breadth of it, after the cubit of a man. و عربه را نیز و اردن و کناره‌اش را ازکنرت تا دریای عربه که بحرالملح باشد، زیردامنه های فسجه به طرف مشرق دادم. bible_en_fa And this land, which we possessed at that time, from Aroer, which is by the river Arnon, and half mount Gilead, and the cities thereof, gave I unto the Reubenites and to the Gadites. و در آن وقت به شما امر فرموده، گفتم: «یهوه خدای شما این زمین را به شما داده است تاآن را به تصرف آورید، پس جمیع مردان جنگی شما مهیا شده، پیش روی برادران خود، بنی‌اسرائیل، عبور کنید. bible_en_fa And the rest of Gilead, and all Bashan, being the kingdom of Og, gave I unto the half tribe of Manasseh; all the region of Argob, with all Bashan, which was called the land of giants. لیکن زنان و اطفال ومواشی شما، چونکه می‌دانم مواشی بسیار دارید، در شهرهای شما که به شما دادم، بمانند. bible_en_fa Jair the son of Manasseh took all the country of Argob unto the coasts of Geshuri and Maachathi; and called them after his own name, Bashan-havoth-jair, unto this day. تاخداوند به برادران شما مثل شما آرامی دهد، وایشان نیز زمینی را که یهوه خدای شما به آنطرف اردن به ایشان می‌دهد، به تصرف آورند، آنگاه هریکی از شما به ملک خود که به شما دادم، برگردید.» bible_en_fa And I gave Gilead unto Machir. و در آن وقت یوشع را امر فرموده، گفتم: «هرآنچه یهوه، خدای شما، به این دوپادشاه کرده است، چشمان تو دید، پس خداوندبا تمامی ممالکی که بسوی آنها عبور می‌کنی، چنین خواهد کرد. bible_en_fa And unto the Reubenites and unto the Gadites I gave from Gilead even unto the river Arnon half the valley, and the border even unto the river Jabbok, which is the border of the children of Ammon; از ایشان مترسید زیرا که یهوه خدای شماست که برای شما جنگ می‌کند.» bible_en_fa The plain also, and Jordan, and the coast thereof, from Chinnereth even unto the sea of the plain, even the salt sea, under Ashdoth-pisgah eastward. و در آنوقت نزد خداوند استغاثه کرده، گفتم: bible_en_fa And I commanded you at that time, saying, The LORD your God hath given you this land to possess it: ye shall pass over armed before your brethren the children of Israel, all that are meet for the war. «ای خداوند یهوه تو به نشان دادن عظمت و دست قوی خود به بنده ات شروع کرده‌ای، زیرا کدام خداست در آسمان یا در زمین که مثل اعمال و جبروت تو می‌تواند عمل نماید. bible_en_fa But your wives, and your little ones, and your cattle, (for I know that ye have much cattle,) shall abide in your cities which I have given you; تمنا اینکه عبور نمایم و زمین نیکو را که به آنطرف اردن است و این کوه نیکو و لبنان را ببینم.» bible_en_fa Until the LORD have given rest unto your brethren, as well as unto you, and until they also possess the land which the LORD your God hath given them beyond Jordan: and then shall ye return every man unto his possession, which I have given you. لیکن خداوند بخاطر شما با من غضبناک شده، مرا اجابت ننمود و خداوند مرا گفت: «تو را کافی است. بار دیگر درباره این امر با من سخن مگو. bible_en_fa And I commanded Joshua at that time, saying, Thine eyes have seen all that the LORD your God hath done unto these two kings: so shall the LORD do unto all the kingdoms whither thou passest. به قله فسجه برآی و چشمان خود را به طرف مغرب و شمال و جنوب و مشرق بلند کرده، به چشمان خود ببین، زیرا که از این اردن نخواهی گذشت. bible_en_fa Ye shall not fear them: for the LORD your God he shall fight for you. اما یوشع را امر فرموده، او را دلیر وقوی گردان، زیرا که او پیش این قوم عبور نموده، زمینی را که تو خواهی دید، برای ایشان تقسیم خواهد نمود.»پس در دره، در برابر بیت فغورتوقف نمودیم. bible_en_fa And I besought the LORD at that time, saying, پس در دره، در برابر بیت فغورتوقف نمودیم. bible_en_fa O Lord GOD, thou hast begun to shew thy servant thy greatness, and thy mighty hand: for what God is there in heaven or in earth, that can do according to thy works, and according to thy might? پس الان‌ای اسرائیل، فرایض و احکامی راکه من به شما تعلیم می‌دهم تا آنها را بجاآورید بشنوید، تا زنده بمانید و داخل شده، زمینی را که یهوه، خدای پدران شما، به شمامی دهد به تصرف آورید. bible_en_fa I pray thee, let me go over, and see the good land that is beyond Jordan, that goodly mountain, and Lebanon. بر کلامی که من به شماامر می‌فرمایم چیزی میفزایید و چیزی از آن کم منمایید، تا اوامر یهوه خدای خود را که به شماامر می‌فرمایم، نگاه دارید. bible_en_fa But the LORD was wroth with me for your sakes, and would not hear me: and the LORD said unto me, Let it suffice thee; speak no more unto me of this matter. چشمان شما آنچه راخداوند در بعل فغور کرد دید، زیرا هرکه پیروی بعل فغور کرد، یهوه خدای تو، او را از میان توهلاک ساخت. bible_en_fa Get thee up into the top of Pisgah, and lift up thine eyes westward, and northward, and southward, and eastward, and behold it with thine eyes: for thou shalt not go over this Jordan. اما جمیع شما که به یهوه خدای خود ملصق شدید، امروز زنده ماندید. bible_en_fa But charge Joshua, and encourage him, and strengthen him: for he shall go over before this people, and he shall cause them to inherit the land which thou shalt see. اینک چنانکه یهوه، خدایم، مرا امر فرموده است، فرایض و احکام به شما تعلیم نمودم، تا درزمینی که شما داخل آن شده، به تصرف می‌آورید، چنان عمل نمایید. bible_en_fa So we abode in the valley over against Beth-peor. پس آنها را نگاه داشته، بجا آورید زیرا که این حکمت و فطانت شماست، در نظر قومهایی که چون این فرایض رابشنوند، خواهند گفت: «هرآینه این طایفه‌ای بزرگ، قوم حکیم، و فطانت پیشه‌اند.» bible_en_fa Now therefore hearken, O Israel, unto the statutes and unto the judgments, which I teach you, for to do them, that ye may live, and go in and possess the land which the LORD God of your fathers giveth you. زیرا کدام قوم بزرگ است که خدا نزدیک ایشان باشدچنانکه یهوه، خدای ما است، در هروقت که نزداو دعا می‌کنیم؟ bible_en_fa Ye shall not add unto the word which I command you, neither shall ye diminish ought from it, that ye may keep the commandments of the LORD your God which I command you. و کدام طایفه بزرگ است که فرایض و احکام عادله‌ای مثل تمام این شریعتی که من امروز پیش شما می‌گذارم، دارند؟ bible_en_fa Your eyes have seen what the LORD did because of Baal-peor: for all the men that followed Baal-peor, the LORD thy God hath destroyed them from among you. لیکن احتراز نما و خویشتن را بسیار متوجه باش، مبادا این چیزهایی را که چشمانت دیده است فراموش کنی و مبادا اینها در تمامی ایام عمرت از دل تو محو شود، بلکه آنها را به پسرانت و پسران پسرانت تعلیم ده. bible_en_fa But ye that did cleave unto the LORD your God are alive every one of you this day. در روزی که درحضور یهوه خدای خود در حوریب ایستاده بودی و خداوند به من گفت: «قوم را نزد من جمع کن تا کلمات خود را به ایشان بشنوانم، تا بیاموزندکه در تمامی روزهایی که برروی زمین زنده باشنداز من بترسند، و پسران خود را تعلیم دهند.» bible_en_fa Behold, I have taught you statutes and judgments, even as the LORD my God commanded me, that ye should do so in the land whither ye go to possess it. وشما نزدیک آمده، زیر کوه ایستادید، و کوه تا به وسط آسمان به آتش و تاریکی و ابرها و ظلمت غلیظ می‌سوخت. bible_en_fa Keep therefore and do them; for this is your wisdom and your understanding in the sight of the nations, which shall hear all these statutes, and say, Surely this great nation is a wise and understanding people. و خداوند با شما از میان آتش متکلم شد، و شما آواز کلمات را شنیدید، لیکن صورتی ندیدید، بلکه فقط آواز را شنیدید. bible_en_fa For what nation is there so great, who hath God so nigh unto them, as the LORD our God is in all things that we call upon him for? و عهد خود را که شما را به نگاه داشتن آن مامور فرمود، برای شما بیان کرد، یعنی ده کلمه را و آنها را بر دو لوح سنگ نوشت. bible_en_fa And what nation is there so great, that hath statutes and judgments so righteous as all this law, which I set before you this day? و خداوندمرا در آنوقت امر فرمود که فرایض و احکام را به شما تعلیم دهم، تا آنها را در زمینی که برای تصرفش به آن عبور می‌کنید، بجا آورید. bible_en_fa Only take heed to thyself, and keep thy soul diligently, lest thou forget the things which thine eyes have seen, and lest they depart from thy heart all the days of thy life: but teach them thy sons, and thy sons' sons; پس خویشتن را بسیار متوجه باشید، زیرادر روزی که خداوند با شما در حوریب از میان آتش تکلم می‌نمود، هیچ صورتی ندیدید. bible_en_fa Specially the day that thou stoodest before the LORD thy God in Horeb, when the LORD said unto me, Gather me the people together, and I will make them hear my words, that they may learn to fear me all the days that they shall live upon the earth, and that they may teach their children. مبادا فاسد شوید و برای خود صورت تراشیده، یا تمثال هر شکلی از شبیه ذکور یا اناث بسازید. bible_en_fa And ye came near and stood under the mountain; and the mountain burned with fire unto the midst of heaven, with darkness, clouds, and thick darkness. یا شبیه هر بهیمه‌ای که بر روی زمین است، یا شبیه هر مرغ بالدار که در آسمان می‌پرد. bible_en_fa And the LORD spake unto you out of the midst of the fire: ye heard the voice of the words, but saw no similitude; only ye heard a voice. یا شبیه هر خزنده‌ای بر زمین یا شبیه هرماهی‌ای که در آبهای زیر زمین است. bible_en_fa And he declared unto you his covenant, which he commanded you to perform, even ten commandments; and he wrote them upon two tables of stone. و مباداچشمان خود را بسوی آسمان بلند کنی، و آفتاب و ماه و ستارگان و جمیع جنود آسمان را دیده، فریفته شوی و سجده کرده، آنها را که یهوه خدایت برای تمامی قومهایی که زیر تمام آسمانند، تقسیم کرده است، عبادت نمایی. bible_en_fa And the LORD commanded me at that time to teach you statutes and judgments, that ye might do them in the land whither ye go over to possess it. لیکن خداوند شما را گرفته، از کوره آهن ازمصر بیرون آورد تا برای او قوم میراث باشید، چنانکه امروز هستید. bible_en_fa Take ye therefore good heed unto yourselves; for ye saw no manner of similitude on the day that the LORD spake unto you in Horeb out of the midst of the fire: و خداوند بخاطر شما بر من غضبناک شده، قسم خورد که از اردن عبور نکنم و به آن زمین نیکو که یهوه خدایت به تو برای ملکیت می‌دهد، داخل نشوم. bible_en_fa Lest ye corrupt yourselves, and make you a graven image, the similitude of any figure, the likeness of male or female, بلکه من در این زمین خواهم مرد واز اردن عبور نخواهم کرد، لیکن شما عبورخواهید کرد، و آن زمین نیکو را به تصرف خواهیدآورد. bible_en_fa The likeness of any beast that is on the earth, the likeness of any winged fowl that flieth in the air, پس احتیاط نمایید، مبادا عهد یهوه، خدای خود را که با شما بسته است فراموش نمایید، و صورت تراشیده یا شبیه هر چیزی که یهوه خدایت به تو نهی کرده است، برای خودبسازی. bible_en_fa The likeness of any thing that creepeth on the ground, the likeness of any fish that is in the waters beneath the earth: زیرا که یهوه خدایت آتش سوزنده وخدای غیور است. bible_en_fa And lest thou lift up thine eyes unto heaven, and when thou seest the sun, and the moon, and the stars, even all the host of heaven, shouldest be driven to worship them, and serve them, which the LORD thy God hath divided unto all nations under the whole heaven. چون پسران و پسران پسران را تولیدنموده، و در زمین مدتی ساکن باشید، اگر فاسدشده، صورت تراشیده، و شبیه هرچیزی رابسازید و آنچه در نظر یهوه خدای شما بد است بجا آورده، او را غضبناک سازید، bible_en_fa But the LORD hath taken you, and brought you forth out of the iron furnace, even out of Egypt, to be unto him a people of inheritance, as ye are this day. آسمان وزمین را امروز بر شما شاهد می‌آورم که از آن زمینی که برای تصرف آن از اردن بسوی آن عبورمی کنید البته هلاک خواهید شد. و روزهای خودرا در آن طویل نخواهید ساخت، بلکه بالکل هلاک خواهید شد. bible_en_fa Furthermore the LORD was angry with me for your sakes, and sware that I should not go over Jordan, and that I should not go in unto that good land, which the LORD thy God giveth thee for an inheritance: و خداوند شما را در میان قومها پراکنده خواهد نمود، و شما در میان طوایفی که خداوند شما را به آنجا می‌برد، قلیل العدد خواهید ماند. bible_en_fa But I must die in this land, I must not go over Jordan: but ye shall go over, and possess that good land. و در آنجا خدایان ساخته شده دست انسان از چوپ و سنگ راعبادت خواهید کرد، که نمی بینند و نمی شنوند ونمی خورند و نمی بویند. bible_en_fa Take heed unto yourselves, lest ye forget the covenant of the LORD your God, which he made with you, and make you a graven image, or the likeness of any thing, which the LORD thy God hath forbidden thee. لیکن اگر از آنجا یهوه خدای خود را بطلبی، او را خواهی یافت. بشرطی که او را به تمامی دل و به تمامی جان خود تفحص نمایی. bible_en_fa For the LORD thy God is a consuming fire, even a jealous God. چون در تنگی گرفتار شوی، و جمیع این وقایع برتو عارض شود، در ایام آخر بسوی یهوه خدای خود برگشته، آواز او را خواهی شنید. bible_en_fa When thou shalt beget children, and children's children, and ye shall have remained long in the land, and shall corrupt yourselves, and make a graven image, or the likeness of any thing, and shall do evil in the sight of the LORD thy God, to provoke him to anger: زیرا که یهوه خدای تو خدای رحیم است، تو را ترک نخواهد کرد و تو را هلاک نخواهد نمود، و عهد پدرانت را که برای ایشان قسم خورده بود، فراموش نخواهد کرد. bible_en_fa I call heaven and earth to witness against you this day, that ye shall soon utterly perish from off the land whereunto ye go over Jordan to possess it; ye shall not prolong your days upon it, but shall utterly be destroyed. زیرا که از ایام پیشین که قبل از تو بوده است از روزی که خدا آدم را برزمین آفرید، و از یک کناره آسمان تا به کناره دیگر بپرس که آیا مثل این امر عظیم واقع شده یا مثل این شنیده شده است؟ bible_en_fa And the LORD shall scatter you among the nations, and ye shall be left few in number among the heathen, whither the LORD shall lead you. آیا قومی هرگز آواز خدا را که از میان آتش متکلم شود، شنیده باشند و زنده بمانند، چنانکه تو شنیدی؟ bible_en_fa And there ye shall serve gods, the work of men's hands, wood and stone, which neither see, nor hear, nor eat, nor smell. و آیا خدا عزیمت کرد که برود وقومی برای خود از میان قوم دیگر بگیرد باتجربه‌ها و آیات و معجزات و جنگ و دست قوی و بازوی دراز شده و ترسهای عظیم، موافق هرآنچه یهوه خدای شما برای شما در مصر درنظر شما بعمل آورد؟ bible_en_fa But if from thence thou shalt seek the LORD thy God, thou shalt find him, if thou seek him with all thy heart and with all thy soul. این برتو ظاهر شد تابدانی که یهوه خداست و غیر از او دیگری نیست. bible_en_fa When thou art in tribulation, and all these things are come upon thee, even in the latter days, if thou turn to the LORD thy God, and shalt be obedient unto his voice; از آسمان آواز خود را به تو شنوانید تا تو راتادیب نماید، و برزمین آتش عظیم خود را به تونشان داد و کلام او را از میان آتش شنیدی. bible_en_fa (For the LORD thy God is a merciful God;) he will not forsake thee, neither destroy thee, nor forget the covenant of thy fathers which he sware unto them. و ازاین جهت که پدران تو را دوست داشته، ذریت ایشان را بعد از ایشان برگزیده بود، تو را به حضرت خود با قوت عظیم از مصر بیرون آورد. bible_en_fa For ask now of the days that are past, which were before thee, since the day that God created man upon the earth, and ask from the one side of heaven unto the other, whether there hath been any such thing as this great thing is, or hath been heard like it? تا امتهای بزرگتر و عظیم تر از تو را پیش روی تو بیرون نماید و تو را درآورده، زمین ایشان رابرای ملکیت به تو دهد، چنانکه امروز شده است. bible_en_fa Did ever people hear the voice of God speaking out of the midst of the fire, as thou hast heard, and live? لهذا امروز بدان و دردل خود نگاه دار که یهوه خداست، بالا در آسمان و پایین برروی زمین ودیگری نیست. bible_en_fa Or hath God assayed to go and take him a nation from the midst of another nation, by temptations, by signs, and by wonders, and by war, and by a mighty hand, and by a stretched out arm, and by great terrors, according to all that the LORD your God did for you in Egypt before your eyes? و فرایض و اوامر او را که من امروز به تو امر می‌فرمایم نگاهدار، تا تو را و بعداز تو فرزندان تو را نیکو باشد و تا روزهای خود رابر زمینی که یهوه خدایت به تو می‌دهد تا به ابدطویل نمایی. bible_en_fa Unto thee it was shewed, that thou mightest know that the LORD he is God; there is none else beside him. آنگاه موسی سه شهر به آن طرف اردن بسوی مشرق آفتاب جدا کرد. bible_en_fa Out of heaven he made thee to hear his voice, that he might instruct thee: and upon earth he shewed thee his great fire; and thou heardest his words out of the midst of the fire. تا قاتلی که همسایه خود را نادانسته کشته باشد و پیشتر باوی بغض نداشته به آنها فرار کند، و به یکی از این شهرها فرار کرده، زنده ماند. bible_en_fa And because he loved thy fathers, therefore he chose their seed after them, and brought thee out in his sight with his mighty power out of Egypt; یعنی باصر دربیابان، در زمین همواری به جهت روبینیان، وراموت در جلعاد به جهت جادیان، و جولان درباشان به جهت منسیان. bible_en_fa To drive out nations from before thee greater and mightier than thou art, to bring thee in, to give thee their land for an inheritance, as it is this day. و این است شریعتی که موسی پیش روی بنی‌اسرائیل نهاد. bible_en_fa Know therefore this day, and consider it in thine heart, that the LORD he is God in heaven above, and upon the earth beneath: there is none else. این است شهادات و فرایض و احکامی که موسی به بنی‌اسرائیل گفت، وقتی که ایشان از مصر بیرون آمدند. bible_en_fa Thou shalt keep therefore his statutes, and his commandments, which I command thee this day, that it may go well with thee, and with thy children after thee, and that thou mayest prolong thy days upon the earth, which the LORD thy God giveth thee, for ever. به آنطرف اردن در دره مقابل بیت فغور در زمین سیحون، ملک اموریان که در حشبون ساکن بود، و موسی وبنی‌اسرائیل چون از مصر بیرون آمده بودند او رامغلوب ساختند. bible_en_fa Then Moses severed three cities on this side Jordan toward the sunrising; و زمین او را و زمین عوج ملک باشان را، دو ملک اموریانی که به آنطرف اردن بسوی مشرق آفتاب بودند، به تصرف آوردند. bible_en_fa That the slayer might flee thither, which should kill his neighbour unawares, and hated him not in times past; and that fleeing unto one of these cities he might live: از عروعیر که بر کناره وادی ارنون است تا جبل سیئون که حرمون باشد.و تمامی عربه به آنطرف اردن بسوی مشرق تا دریای عربه زیر دامنه های فسجه. bible_en_fa Namely, Bezer in the wilderness, in the plain country, of the Reubenites; and Ramoth in Gilead, of the Gadites; and Golan in Bashan, of the Manassites. و تمامی عربه به آنطرف اردن بسوی مشرق تا دریای عربه زیر دامنه های فسجه. bible_en_fa And this is the law which Moses set before the children of Israel: و موسی تمامی بنی‌اسرائیل را خوانده، به ایشان گفت: ای اسرائیل فرایض و احکامی را که من امروز به گوش شما می‌گویم بشنوید، تاآنها را یاد گرفته، متوجه باشید که آنها را بجاآورید. bible_en_fa These are the testimonies, and the statutes, and the judgments, which Moses spake unto the children of Israel, after they came forth out of Egypt, یهوه خدای ما با ما در حوریب عهدبست. bible_en_fa On this side Jordan, in the valley over against Beth-peor, in the land of Sihon king of the Amorites, who dwelt at Heshbon, whom Moses and the children of Israel smote, after they were come forth out of Egypt: خداوند این عهد را با پدران ما نبست، بلکه با ما که جمیع امروز در اینجا زنده هستیم. bible_en_fa And they possessed his land, and the land of Og king of Bashan, two kings of the Amorites, which were on this side Jordan toward the sunrising; خداوند در کوه از میان آتش با شما روبرومتکلم شد. bible_en_fa From Aroer, which is by the bank of the river Arnon, even unto mount Sion, which is Hermon, (من در آن وقت میان خداوند و شماایستاده بودم، تا کلام خداوند را برای شما بیان کنم، زیرا که شما به‌سبب آتش می‌ترسیدید و به فراز کوه برنیامدید) و گفت: bible_en_fa And all the plain on this side Jordan eastward, even unto the sea of the plain, under the springs of Pisgah. «من هستم یهوه، خدای تو، که تو را از زمین مصر از خانه بندگی بیرون آوردم. bible_en_fa And Moses called all Israel, and said unto them, Hear, O Israel, the statutes and judgments which I speak in your ears this day, that ye may learn them, and keep, and do them. تو را به حضور من خدایان دیگر نباشند. bible_en_fa The LORD our God made a covenant with us in Horeb. «به جهت خود صورت تراشیده یا هیچ تمثالی از آنچه بالا در آسمان، یا از آنچه پایین درزمین، یا از آنچه در آبهای زیر زمین است مساز. bible_en_fa The LORD made not this covenant with our fathers, but with us, even us, who are all of us here alive this day. آنها را سجده و عبادت منما. زیرا من که یهوه خدای تو هستم، خدای غیورم، و گناه پدران را برپسران تا پشت سوم و چهارم از آنانی که مرادشمن دارند، می‌رسانم. bible_en_fa The LORD talked with you face to face in the mount out of the midst of the fire, و رحمت می‌کنم تاهزار پشت برآنانی که مرا دوست دارند و احکام مرا نگاه دارند. bible_en_fa (I stood between the LORD and you at that time, to shew you the work of the LORD: for ye were afraid by reason of the fire, and went not up into the mount;) saying, «نام یهوه خدای خود را به باطل مبر، زیراخداوند کسی را که نام او را به باطل برد، بی‌گناه نخواهد شمرد. bible_en_fa I am the LORD thy God, which brought thee out of the land of Egypt, from the house of bondage. «روز سبت را نگاه دار و آن را تقدیس نما، چنانکه یهوه خدایت به تو امر فرموده است. bible_en_fa Thou shalt have none other gods before me. شش روز مشغول باش و هرکار خود را بکن. bible_en_fa Thou shalt not make thee any graven image, or any likeness of any thing that is in heaven above, or that is in the earth beneath, or that is in the waters beneath the earth: اما روز هفتمین سبت یهوه خدای توست، درآن هیچکاری مکن، تو و پسرت و دخترت وغلامت و کنیزت و گاوت و الاغت و همه بهایمت و مهمانت که در اندرون دروازه های تو باشد، تاغلامت و کنیزت مثل تو آرام گیرند. bible_en_fa Thou shalt not bow down thyself unto them, nor serve them: for I the LORD thy God am a jealous God, visiting the iniquity of the fathers upon the children unto the third and fourth generation of them that hate me, و بیاد آورکه در زمین مصر غلام بودی، و یهوه خدایت تو رابه‌دست قوی و بازوی دراز از آنجا بیرون آورد، بنابراین یهوه، خدایت، تو را امر فرموده است که روز سبت را نگاه داری. bible_en_fa And shewing mercy unto thousands of them that love me and keep my commandments. «پدر و مادر خود را حرمت دار، چنانکه یهوه خدایت تو را امر فرموده است، تا روزهایت دراز شود و تو را در زمینی که یهوه خدایت به تومی بخشد، نیکویی باشد. bible_en_fa Thou shalt not take the name of the LORD thy God in vain: for the LORD will not hold him guiltless that taketh his name in vain. «قتل مکن. bible_en_fa Keep the sabbath day to sanctify it, as the LORD thy God hath commanded thee. و زنا مکن. bible_en_fa Six days thou shalt labour, and do all thy work: و دزدی مکن. bible_en_fa But the seventh day is the sabbath of the LORD thy God: in it thou shalt not do any work, thou, nor thy son, nor thy daughter, nor thy manservant, nor thy maidservant, nor thine ox, nor thine ass, nor any of thy cattle, nor thy stranger that is within thy gates; that thy manservant and thy maidservant may rest as well as thou. و بر همسایه خود شهادت دروغ مده. bible_en_fa And remember that thou wast a servant in the land of Egypt, and that the LORD thy God brought thee out thence through a mighty hand and by a stretched out arm: therefore the LORD thy God commanded thee to keep the sabbath day. وبرزن هسمایه ات طمع مورز، و به خانه همسایه ات و به مزرعه او و به غلامش و کنیزش وگاوش و الاغش و به هرچه از آن همسایه توباشد، طمع مکن.» bible_en_fa Honour thy father and thy mother, as the LORD thy God hath commanded thee; that thy days may be prolonged, and that it may go well with thee, in the land which the LORD thy God giveth thee. این سخنان را خداوند به تمامی جماعت شما در کوه از میان آتش و ابر و ظلمت غلیظ به آواز بلند گفت، و بر آنها چیزی نیفزود و آنها را بردو لوح سنگ نوشته، به من داد. bible_en_fa Thou shalt not kill. و چون شما آن آواز را از میان تاریکی شنیدید، و کوه به آتش می‌سوخت، شما با جمیع روسای اسباط ومشایخ خود نزد من آمده، bible_en_fa Neither shalt thou commit adultery. گفتید: اینک یهوه، خدای ما، جلال و عظمت خود را بر ما ظاهرکرده است، و آواز او را از میان آتش شنیدیم، پس امروز دیدیم که خدا با انسان سخن می‌گوید وزنده است. bible_en_fa Neither shalt thou steal. و اما الان چرا بمیریم زیرا که این آتش عظیم ما را خواهد سوخت، اگر آواز یهوه خدای خود را دیگر بشنویم، خواهیم مرد. bible_en_fa Neither shalt thou bear false witness against thy neighbour. زیرا از تمامی بشر کیست که مثل ما آوازخدای حی را که از میان آتش سخن گوید، بشنودو زنده ماند؟ bible_en_fa Neither shalt thou desire thy neighbour's wife, neither shalt thou covet thy neighbour's house, his field, or his manservant, or his maidservant, his ox, or his ass, or any thing that is thy neighbour's. تو نزدیک برو و هرآنچه یهوه خدای ما بگوید، بشنو و هرآنچه یهوه خدای مابه تو بگوید برای ما بیان کن، پس خواهیم شنید وبه عمل خواهیم آورد. bible_en_fa These words the LORD spake unto all your assembly in the mount out of the midst of the fire, of the cloud, and of the thick darkness, with a great voice: and he added no more. And he wrote them in two tables of stone, and delivered them unto me. و خداوند آواز سخنان شما را که به من گفتید شنید، و خداوند مرا گفت: «آواز سخنان این قوم را که به تو گفتند، شنیدم؛ هرچه گفتندنیکو گفتند. bible_en_fa And it came to pass, when ye heard the voice out of the midst of the darkness, (for the mountain did burn with fire,) that ye came near unto me, even all the heads of your tribes, and your elders; کاش که دلی را مثل این داشتند تااز من می‌ترسیدند، و تمامی اوامر مرا در هر وقت بجا می‌آوردند، تا ایشان را و فرزندان ایشان را تابه ابد نیکو باشد. bible_en_fa And ye said, Behold, the LORD our God hath shewed us his glory and his greatness, and we have heard his voice out of the midst of the fire: we have seen this day that God doth talk with man, and he liveth. برو و ایشان را بگو به خیمه های خود برگردید. bible_en_fa Now therefore why should we die? for this great fire will consume us: if we hear the voice of the LORD our God any more, then we shall die. و اما تو در اینجاپیش من بایست، تا جمیع اوامر و فرایض واحکامی را که می‌باید به ایشان تعلیم دهی به توبگویم، و آنها را در زمینی که من به ایشان می‌دهم تا در آن تصرف نمایید، بجا آورند.» bible_en_fa For who is there of all flesh, that hath heard the voice of the living God speaking out of the midst of the fire, as we have, and lived? «پس توجه نمایید تا آنچه یهوه، خدای شما، به شما امر فرموده است، به عمل آورید، وبه راست و چپ انحراف منمایید.در تمامی آن طریقی که یهوه، خدای شما، به شما امرفرموده است، سلوک نمایید، تا برای شما نیکوباشد و ایام خود را در زمینی که به تصرف خواهیدآورد، طویل نمایید. bible_en_fa Go thou near, and hear all that the LORD our God shall say: and speak thou unto us all that the LORD our God shall speak unto thee; and we will hear it, and do it. در تمامی آن طریقی که یهوه، خدای شما، به شما امرفرموده است، سلوک نمایید، تا برای شما نیکوباشد و ایام خود را در زمینی که به تصرف خواهیدآورد، طویل نمایید. bible_en_fa And the LORD heard the voice of your words, when ye spake unto me; and the LORD said unto me, I have heard the voice of the words of this people, which they have spoken unto thee: they have well said all that they have spoken. و این است اوامر و فرایض و احکامی که یهوه، خدای شما، امر فرمود که به شماتعلیم داده شود، تا آنها را در زمینی که شما بسوی آن برای تصرفش عبور می‌کنید، بجا آورید. bible_en_fa O that there were such an heart in them, that they would fear me, and keep all my commandments always, that it might be well with them, and with their children for ever! و تااز یهوه خدای خود ترسان شده، جمیع فرایض واوامر او را که من به شما امر می‌فرمایم نگاه داری، تو و پسرت و پسر پسرت، در تمامی ایام عمرت و تا عمر تو دراز شود. bible_en_fa Go say to them, Get you into your tents again. پس‌ای اسرائیل بشنو، و به عمل نمودن آن متوجه باش، تا برای تو نیکوباشد، و بسیار افزوده شوی در زمینی که به شیر وشهد جاری است، چنانکه یهوه خدای پدرانت تورا وعده داده است. bible_en_fa But as for thee, stand thou here by me, and I will speak unto thee all the commandments, and the statutes, and the judgments, which thou shalt teach them, that they may do them in the land which I give them to possess it. ‌ای اسرائیل بشنو، یهوه، خدای ما، یهوه واحد است. bible_en_fa Ye shall observe to do therefore as the LORD your God hath commanded you: ye shall not turn aside to the right hand or to the left. پس یهوه خدای خود را به تمامی جان و تمامی قوت خود محبت نما. bible_en_fa Ye shall walk in all the ways which the LORD your God hath commanded you, that ye may live, and that it may be well with you, and that ye may prolong your days in the land which ye shall possess. و این سخنانی که من امروز تو را امر می‌فرمایم، بر دل توباشد. bible_en_fa Now these are the commandments, the statutes, and the judgments, which the LORD your God commanded to teach you, that ye might do them in the land whither ye go to possess it: و آنها را به پسرانت به دقت تعلیم نما، وحین نشستنت در خانه، و رفتنت به راه، و وقت خوابیدن و برخاستنت از آنها گفتگو نما. bible_en_fa That thou mightest fear the LORD thy God, to keep all his statutes and his commandments, which I command thee, thou, and thy son, and thy son's son, all the days of thy life; and that thy days may be prolonged. و آنهارا بردست خود برای علامت ببند، و در میان چشمانت عصابه باشد. bible_en_fa Hear therefore, O Israel, and observe to do it; that it may be well with thee, and that ye may increase mightily, as the LORD God of thy fathers hath promised thee, in the land that floweth with milk and honey. و آنها را بر باهوهای درخانه ات و بر دروازه هایت بنویس. bible_en_fa Hear, O Israel: The LORD our God is one LORD: و چون یهوه، خدایت، تو را به زمینی که برای پدرانت ابراهیم و اسحاق و یعقوب قسم خورد که به تو بدهد، درآورد، به شهرهای بزرگ وخوشنمایی که تو بنا نکرده‌ای، bible_en_fa And thou shalt love the LORD thy God with all thine heart, and with all thy soul, and with all thy might. و به خانه های پر از هر چیز نیکو که پر نکرده‌ای، و حوضهای کنده شده‌ای که نکنده‌ای، و تاکستانها و باغهای زیتونی که غرس ننموده‌ای، و از آنها خورده، سیرشدی. bible_en_fa And these words, which I command thee this day, shall be in thine heart: آنگاه با حذر باش مبادا خداوند را که تورا از زمین مصر، از خانه بندگی بیرون آورد، فراموش کنی. bible_en_fa And thou shalt teach them diligently unto thy children, and shalt talk of them when thou sittest in thine house, and when thou walkest by the way, and when thou liest down, and when thou risest up. از یهوه خدای خود بترس و اورا عبادت نما و به نام او قسم بخور. bible_en_fa And thou shalt bind them for a sign upon thine hand, and they shall be as frontlets between thine eyes. خدایان دیگر را از خدایان طوایفی که به اطراف تومی باشند، پیروی منمایید. bible_en_fa And thou shalt write them upon the posts of thy house, and on thy gates. زیرا یهوه خدای تودر میان تو خدای غیور است، مبادا غضب یهوه، خدایت، برتو افروخته شود، و تو را از روی زمین هلاک سازد. bible_en_fa And it shall be, when the LORD thy God shall have brought thee into the land which he sware unto thy fathers, to Abraham, to Isaac, and to Jacob, to give thee great and goodly cities, which thou buildedst not, یهوه خدای خود را میازمایید، چنانکه او رادر مسا آزمودید. bible_en_fa And houses full of all good things, which thou filledst not, and wells digged, which thou diggedst not, vineyards and olive trees, which thou plantedst not; when thou shalt have eaten and be full; توجه نمایید تا اوامر یهوه خدای خود را و شهادات و فرایض او را که به شما امر فرموده است، نگاه دارید. bible_en_fa Then beware lest thou forget the LORD, which brought thee forth out of the land of Egypt, from the house of bondage. و آنچه درنظر خداوند راست و نیکوست، به عمل آور تابرای تو نیکو شود، و داخل شده آن زمین نیکو راکه خداوند برای پدرانت قسم خورد به تصرف آوری. bible_en_fa Thou shalt fear the LORD thy God, and serve him, and shalt swear by his name. و تا جمیع دشمنانت را از حضورت اخراج نماید، چنانکه خداوند گفته است. bible_en_fa Ye shall not go after other gods, of the gods of the people which are round about you; چون پسر تو در ایام آینده از تو سوال نموده، گوید که مراد از این شهادات و فرایض واحکامی که یهوه خدای ما به شما امر فرموده است، چیست؟ bible_en_fa (For the LORD thy God is a jealous God among you) lest the anger of the LORD thy God be kindled against thee, and destroy thee from off the face of the earth. پس به پسر خود بگو: ما درمصر غلام فرعون بودیم، و خداوند ما را از مصر بادست قوی بیرون آورد. bible_en_fa Ye shall not tempt the LORD your God, as ye tempted him in Massah. و خداوند آیات ومعجزات عظیم و ردی‌ای بر مصر و فرعون وتمامی اهل خانه او در نظر ما ظاهر ساخت. bible_en_fa Ye shall diligently keep the commandments of the LORD your God, and his testimonies, and his statutes, which he hath commanded thee. وما را از آنجا بیرون آورد تا ما را به زمینی که برای پدران ما قسم خورد که به ما بدهد، درآورد. bible_en_fa And thou shalt do that which is right and good in the sight of the LORD: that it may be well with thee, and that thou mayest go in and possess the good land which the LORD sware unto thy fathers, وخداوند ما را مامور داشت که تمام این فرایض رابجا آورده، از یهوه خدای خود بترسیم، تا برای ماهمیشه نیکو باشد و ما را زنده نگاه دارد، چنانکه تاامروز شده است.و برای ما عدالت خواهد بودکه متوجه شویم که جمیع این اوامر را به حضوریهوه خدای خود بجا آوریم، چنانکه ما را امرفرموده است. bible_en_fa To cast out all thine enemies from before thee, as the LORD hath spoken. و برای ما عدالت خواهد بودکه متوجه شویم که جمیع این اوامر را به حضوریهوه خدای خود بجا آوریم، چنانکه ما را امرفرموده است. bible_en_fa And when thy son asketh thee in time to come, saying, What mean the testimonies, and the statutes, and the judgments, which the LORD our God hath commanded you? چون یهوه، خدایت، تو را به زمینی که برای تصرفش به آنجا می‌روی درآورد، وامتهای بسیار را که حتیان و جرجاشیان و اموریان و کنعانیان و فرزیان و حویان و یبوسیان، هفت امت بزرگتر و عظیم تر از تو باشند، از پیش تواخراج نماید. bible_en_fa Then thou shalt say unto thy son, We were Pharaoh's bondmen in Egypt; and the LORD brought us out of Egypt with a mighty hand: و چون یهوه خدایت، ایشان را به‌دست تو تسلیم نماید، و تو ایشان را مغلوب سازی، آنگاه ایشان را بالکل هلاک کن، و با ایشان عهد مبند و بر ایشان ترحم منما. bible_en_fa And the LORD shewed signs and wonders, great and sore, upon Egypt, upon Pharaoh, and upon all his household, before our eyes: و با ایشان مصاهرت منما؛ دختر خود را به پسر ایشان مده، و دختر ایشان را برای پسر خود مگیر. bible_en_fa And he brought us out from thence, that he might bring us in, to give us the land which he sware unto our fathers. زیراکه اولاد تو را از متابعت من برخواهند گردانید، تاخدایان غیر را عبادت نمایند، و غضب خداوندبرشما افروخته شده، شما را بزودی هلاک خواهد ساخت. bible_en_fa And the LORD commanded us to do all these statutes, to fear the LORD our God, for our good always, that he might preserve us alive, as it is at this day. بلکه با ایشان چنین عمل نمایید؛ مذبحهای ایشان را منهدم سازید، وتمثالهای ایشان را بشکنید و اشیریم ایشان را قطع نمایید، و بتهای تراشیده ایشان را به آتش بسوزانید. bible_en_fa And it shall be our righteousness, if we observe to do all these commandments before the LORD our God, as he hath commanded us. زیرا که تو برای یهوه، خدایت، قوم مقدس هستی. یهوه خدایت تو را برگزیده است تااز جمیع قومهایی که بر روی زمین‌اند، قوم مخصوص برای خود او باشی. bible_en_fa When the LORD thy God shall bring thee into the land whither thou goest to possess it, and hath cast out many nations before thee, the Hittites, and the Girgashites, and the Amorites, and the Canaanites, and the Perizzites, and the Hivites, and the Jebusites, seven nations greater and mightier than thou; خداوند دل خود را با شما نبست و شما رابرنگزید از این سبب که از سایر قومها کثیرتربودید، زیرا که شما از همه قومها قلیلتر بودید. bible_en_fa And when the LORD thy God shall deliver them before thee; thou shalt smite them, and utterly destroy them; thou shalt make no covenant with them, nor shew mercy unto them: لیکن از این جهت که خداوند شما را دوست می‌داشت، و می‌خواست قسم خود را که برای پدران شما خورده بود، بجا آورد، پس خداوند شما را با دست قوی بیرون آورد، و از خانه بندگی از دست فرعون، پادشاه مصر، فدیه داد. bible_en_fa Neither shalt thou make marriages with them; thy daughter thou shalt not give unto his son, nor his daughter shalt thou take unto thy son. پس بدان که یهوه، خدای تو، اوست خدا، خدای امین که عهد و رحمت خود را با آنانی که او را دوست می‌دارند و اوامر او را بجا می‌آورند تا هزار پشت نگاه می‌دارد. bible_en_fa For they will turn away thy son from following me, that they may serve other gods: so will the anger of the LORD be kindled against you, and destroy thee suddenly. و آنانی را که او را دشمن دارند، بر روی ایشان مکافات رسانیده، ایشان را هلاک می‌سازد. و به هرکه او را دشمن دارد، تاخیرننموده، او را بر رویش مکافات خواهد رسانید. bible_en_fa But thus shall ye deal with them; ye shall destroy their altars, and break down their images, and cut down their groves, and burn their graven images with fire. پس اوامر و فرایض و احکامی را که من امروزبه جهت عمل نمودن به تو امر می‌فرمایم نگاه دار. bible_en_fa For thou art an holy people unto the LORD thy God: the LORD thy God hath chosen thee to be a special people unto himself, above all people that are upon the face of the earth. پس اگر این احکام را بشنوید و آنها را نگاه داشته، بجا آورید، آنگاه یهوه خدایت عهد ورحمت را که برای پدرانت قسم خورده است، باتو نگاه خواهد داشت. bible_en_fa The LORD did not set his love upon you, nor choose you, because ye were more in number than any people; for ye were the fewest of all people: و تو را دوست داشته، برکت خواهد داد، و خواهد افزود، و میوه بطن توو میوه زمین تو را و غله و شیره و روغن تو را ونتاج رمه تو را و بچه های گله تو را، در زمینی که برای پدرانت قسم خورد که به تو بدهد، برکت خواهد داد. bible_en_fa But because the LORD loved you, and because he would keep the oath which he had sworn unto your fathers, hath the LORD brought you out with a mighty hand, and redeemed you out of the house of bondmen, from the hand of Pharaoh king of Egypt. از همه قومها مبارک تر خواهی شد، و در میان شما و بهایم شما، نر یا ماده، نازادنخواهد بود. bible_en_fa Know therefore that the LORD thy God, he is God, the faithful God, which keepeth covenant and mercy with them that love him and keep his commandments to a thousand generations; و خداوند هر بیماری را از تو دورخواهد کرد، و هیچکدام از مرضهای بد مصر راکه می‌دانی، برتو عارض نخواهد گردانید، بلکه برتمامی دشمنانت آنها را خواهد آورد. bible_en_fa And repayeth them that hate him to their face, to destroy them: he will not be slack to him that hateth him, he will repay him to his face. وتمامی قومها را که یهوه بدست تو تسلیم می‌کندهلاک ساخته، چشم تو برآنها ترحم ننماید، وخدایان ایشان را عبادت منما، مبادا برای تو دام باشد. bible_en_fa Thou shalt therefore keep the commandments, and the statutes, and the judgments, which I command thee this day, to do them. و اگر در دلت گویی که این قومها از من زیاده‌اند، چگونه توانم ایشان را اخراج نمایم؟ bible_en_fa Wherefore it shall come to pass, if ye hearken to these judgments, and keep, and do them, that the LORD thy God shall keep unto thee the covenant and the mercy which he sware unto thy fathers: از ایشان مترس بلکه آنچه را یهوه خدایت بافرعون و جمیع مصریان کرد، نیکو بیاد آور. bible_en_fa And he will love thee, and bless thee, and multiply thee: he will also bless the fruit of thy womb, and the fruit of thy land, thy corn, and thy wine, and thine oil, the increase of thy kine, and the flocks of thy sheep, in the land which he sware unto thy fathers to give thee. یعنی تجربه های عظیمی را که چشمانت دیده است، و آیات و معجزات و دست قوی و بازوی دراز را که یهوه، خدایت، تو را به آنها بیرون آورد. پس یهوه، خدایت، با همه قومهایی که از آنهامی ترسی، چنین خواهد کرد. bible_en_fa Thou shalt be blessed above all people: there shall not be male or female barren among you, or among your cattle. و یهوه خدایت نیز زنبورها در میان ایشان خواهد فرستاد، تاباقی ماندگان و پنهان شدگان ایشان از حضور توهلاک شوند. bible_en_fa And the LORD will take away from thee all sickness, and will put none of the evil diseases of Egypt, which thou knowest, upon thee; but will lay them upon all them that hate thee. از ایشان مترس زیرا یهوه خدایت که در میان توست، خدای عظیم و مهیب است. bible_en_fa And thou shalt consume all the people which the LORD thy God shall deliver thee; thine eye shall have no pity upon them: neither shalt thou serve their gods; for that will be a snare unto thee. و یهوه، خدایت، این قومها را از حضورتو به تدریج اخراج خواهد نمود، ایشان را بزودی نمی توانی تلف نمایی مبادا وحوش صحرا برتوزیاد شوند. bible_en_fa If thou shalt say in thine heart, These nations are more than I; how can I dispossess them? لیکن یهوه خدایت، ایشان را به‌دست تو تسلیم خواهد کرد، و ایشان را به اضطراب عظیمی پریشان خواهد نمود تا هلاک شوند. bible_en_fa Thou shalt not be afraid of them: but shalt well remember what the LORD thy God did unto Pharaoh, and unto all Egypt; و ملوک ایشان را بدست تو تسلیم خواهد نمود، تا نام ایشان را از زیر آسمان محوسازی، و کسی یارای مقاومت با تو نخواهدداشت تا ایشان را هلاک سازی. bible_en_fa The great temptations which thine eyes saw, and the signs, and the wonders, and the mighty hand, and the stretched out arm, whereby the LORD thy God brought thee out: so shall the LORD thy God do unto all the people of whom thou art afraid. و تمثالهای خدایان ایشان را به آتش بسوزانید، به نقره وطلایی که بر آنهاست، طمع مورز، و برای خودمگیر، مبادا از آنها به دام گرفتار شوی، چونکه نزد یهوه، خدای تو، مکروه است.و چیزمکروه را به خانه خود میاور، مبادا مثل آن حرام شوی، از آن نهایت نفرت و کراهت دار چونکه حرام است. bible_en_fa Moreover the LORD thy God will send the hornet among them, until they that are left, and hide themselves from thee, be destroyed. و چیزمکروه را به خانه خود میاور، مبادا مثل آن حرام شوی، از آن نهایت نفرت و کراهت دار چونکه حرام است. bible_en_fa Thou shalt not be affrighted at them: for the LORD thy God is among you, a mighty God and terrible. تمامی اوامری را که من امروز به شما امرمی فرمایم، حفظ داشته، بجا آورید، تا زنده مانده، زیاد شوید، و به زمینی که خداوند برای پدران شما قسم خورده بود، داخل شده، در آن تصرف نمایید. bible_en_fa And the LORD thy God will put out those nations before thee by little and little: thou mayest not consume them at once, lest the beasts of the field increase upon thee. و بیاد آور تمامی راه را که یهوه، خدایت، تو را این چهل سال در بیابان رهبری نمود تا تو را ذلیل ساخته، بیازماید، و آنچه را که در دل تو است بداند، که آیا اوامر او را نگاه خواهی داشت یا نه. bible_en_fa But the LORD thy God shall deliver them unto thee, and shall destroy them with a mighty destruction, until they be destroyed. و او تو را ذلیل و گرسنه ساخت و من را به تو خورانید که نه تو آن رامی دانستی و نه پدرانت می‌دانستند، تا تو رابیاموزاند که انسان نه به نان تنها زیست می‌کندبلکه به هر کلمه‌ای که از دهان خداوند صادرشود، انسان زنده می‌شود. bible_en_fa And he shall deliver their kings into thine hand, and thou shalt destroy their name from under heaven: there shall no man be able to stand before thee, until thou have destroyed them. در این چهل سال لباس تو در برت مندرس نشد، و پای تو آماس نکرد. bible_en_fa The graven images of their gods shall ye burn with fire: thou shalt not desire the silver or gold that is on them, nor take it unto thee, lest thou be snared therein: for it is an abomination to the LORD thy God. پس در دل خود فکر کن که بطوری که پدر، پسر خود را تادیب می‌نماید، یهوه خدایت تو را تادیب کرده است. bible_en_fa Neither shalt thou bring an abomination into thine house, lest thou be a cursed thing like it: but thou shalt utterly detest it, and thou shalt utterly abhor it; for it is a cursed thing. و اوامر یهوه خدای خود را نگاه داشته، در طریقهای او سلوک نما و ازاو بترس. bible_en_fa All the commandments which I command thee this day shall ye observe to do, that ye may live, and multiply, and go in and possess the land which the LORD sware unto your fathers. زیرا که یهوه خدایت تو را به زمین نیکو درمی آورد؛ زمین پر از نهرهای آب و ازچشمه‌ها و دریاچه‌ها که از دره‌ها و کوهها جاری می‌شود. bible_en_fa And thou shalt remember all the way which the LORD thy God led thee these forty years in the wilderness, to humble thee, and to prove thee, to know what was in thine heart, whether thou wouldest keep his commandments, or no. زمینی که پر از گندم و جو و مو و انجیرو انار باشد، زمینی که پر از زیتون زیت و عسل است. bible_en_fa And he humbled thee, and suffered thee to hunger, and fed thee with manna, which thou knewest not, neither did thy fathers know; that he might make thee know that man doth not live by bread only, but by every word that proceedeth out of the mouth of the LORD doth man live. زمینی که در آن نان را به تنگی نخواهی خورد، و در آن محتاج به هیچ‌چیز نخواهی شد، زمینی که سنگهایش آهن است، و از کوههایش مس خواهی کند. bible_en_fa Thy raiment waxed not old upon thee, neither did thy foot swell, these forty years. و خورده، سیر خواهی شد، و یهوه خدای خود را به جهت زمین نیکو که به تو داده است، متبارک خواهی خواند. bible_en_fa Thou shalt also consider in thine heart, that, as a man chasteneth his son, so the LORD thy God chasteneth thee. پس باحذر باش، مبادا یهوه خدای خود رافراموش کنی و اوامر و احکام و فرایض او را که من امروز به تو امر می‌فرمایم، نگاه نداری. bible_en_fa Therefore thou shalt keep the commandments of the LORD thy God, to walk in his ways, and to fear him. مباداخورده، سیر شوی، و خانه های نیکو بنا کرده، درآن ساکن شوی. bible_en_fa For the LORD thy God bringeth thee into a good land, a land of brooks of water, of fountains and depths that spring out of valleys and hills; و رمه و گله تو زیاد شود، ونقره و طلا برای تو افزون شود، و مایملک توافزوده گردد. bible_en_fa A land of wheat, and barley, and vines, and fig trees, and pomegranates; a land of oil olive, and honey; و دل تو مغرور شده، یهوه خدای خود را که تو را از زمین مصر از خانه بندگی بیرون آورد، فراموش کنی. bible_en_fa A land wherein thou shalt eat bread without scarceness, thou shalt not lack any thing in it; a land whose stones are iron, and out of whose hills thou mayest dig brass. که تو را در بیابان بزرگ وخوفناک که در آن مارهای آتشین و عقربها و زمین تشنه بی‌آب بود، رهبری نمود، که برای تو آب ازسنگ خارا بیرون آورد. bible_en_fa When thou hast eaten and art full, then thou shalt bless the LORD thy God for the good land which he hath given thee. که تو را در بیابان من راخورانید که پدرانت آن را ندانسته بودند، تا تو راذلیل سازد و تو را بیازماید و بر تو در آخرت احسان نماید. bible_en_fa Beware that thou forget not the LORD thy God, in not keeping his commandments, and his judgments, and his statutes, which I command thee this day: مبادا در دل خود بگویی که قوت من و توانایی دست من، این توانگری را ازبرایم پیدا کرده است. bible_en_fa Lest when thou hast eaten and art full, and hast built goodly houses, and dwelt therein; بلکه یهوه خدای خود رابیاد آور، زیرا اوست که به تو قوت می‌دهد تاتوانگری پیدا نمایی، تا عهد خود را که برای پدرانت قسم خورده بود، استوار بدارد، چنانکه امروز شده است. bible_en_fa And when thy herds and thy flocks multiply, and thy silver and thy gold is multiplied, and all that thou hast is multiplied; و اگر یهوه خدای خود رافراموش کنی و پیروی خدایان دیگر نموده، آنهارا عبادت و سجده نمایی، امروز برشما شهادت می‌دهم که البته هلاک خواهید شد.مثل قومهایی که خداوند پیش روی تو هلاک می‌سازد، شما همچنین هلاک خواهید شد از این جهت که قول یهوه خدای خود را نشنیدید. bible_en_fa Then thine heart be lifted up, and thou forget the LORD thy God, which brought thee forth out of the land of Egypt, from the house of bondage; مثل قومهایی که خداوند پیش روی تو هلاک می‌سازد، شما همچنین هلاک خواهید شد از این جهت که قول یهوه خدای خود را نشنیدید. bible_en_fa Who led thee through that great and terrible wilderness, wherein were fiery serpents, and scorpions, and drought, where there was no water; who brought thee forth water out of the rock of flint; ای اسرائیل بشنو. تو امروز از اردن عبورمی کنی، تا داخل شده، قومهایی را که از تو عظیم تر و قوی تراند، و شهرهای بزرگ را که تا به فلک حصاردار است، به تصرف آوری، bible_en_fa Who fed thee in the wilderness with manna, which thy fathers knew not, that he might humble thee, and that he might prove thee, to do thee good at thy latter end; یعنی قوم عظیم و بلند قد بنی عناق را که می‌شناسی وشنیده‌ای که گفته‌اند کیست که یارای مقاومت بابنی عناق داشته باشد. bible_en_fa And thou say in thine heart, My power and the might of mine hand hath gotten me this wealth. پس امروز بدان که یهوه، خدایت، اوست که پیش روی تو مثل آتش سوزنده عبور می‌کند، و او ایشان را هلاک خواهدکرد، و پیش روی تو ذلیل خواهد ساخت، پس ایشان را اخراج نموده، بزودی هلاک خواهی نمود، چنانکه خداوند به تو گفته است. bible_en_fa But thou shalt remember the LORD thy God: for it is he that giveth thee power to get wealth, that he may establish his covenant which he sware unto thy fathers, as it is this day. پس چون یهوه، خدایت، ایشان را از حضورتو اخراج نماید، در دل خود فکر مکن و مگو که به‌سبب عدالت من، خداوند مرا به این زمین درآوردتا آن را به تصرف آورم، بلکه به‌سبب شرارت این امتها، خداوند ایشان را از حضور تو اخراج می‌نماید. bible_en_fa And it shall be, if thou do at all forget the LORD thy God, and walk after other gods, and serve them, and worship them, I testify against you this day that ye shall surely perish. نه به‌سبب عدالت خود و نه به‌سبب راستی دل خویش داخل زمین ایشان برای تصرفش می‌شوی، بلکه به‌سبب شرارت این امتها، یهوه، خدایت، ایشان را از حضور تو اخراج می‌نماید، و تا آنکه کلامی را که خداوند برای پدرانت، ابراهیم و اسحاق و یعقوب، قسم خورده بود، استوار نماید. bible_en_fa As the nations which the LORD destroyeth before your face, so shall ye perish; because ye would not be obedient unto the voice of the LORD your God. پس بدان که یهوه، خدایت، این زمین نیکو رابه‌سبب عدالت تو به تو نمی دهد تا در آن تصرف نمایی، زیرا که قومی گردن کش هستی. bible_en_fa Hear, O Israel: Thou art to pass over Jordan this day, to go in to possess nations greater and mightier than thyself, cities great and fenced up to heaven, پس بیادآور و فراموش مکن که چگونه خشم یهوه خدای خود را در بیابان جنبش دادی و از روزی که از زمین مصر بیرون آمدی تا به اینجا رسیدی به خداوند عاصی می‌شدید. bible_en_fa A people great and tall, the children of the Anakims, whom thou knowest, and of whom thou hast heard say, Who can stand before the children of Anak! و در حوریب خشم خداوند را جنبش دادید، و خداوند بر شما غضبناک شد تا شما راهلاک نماید. bible_en_fa Understand therefore this day, that the LORD thy God is he which goeth over before thee; as a consuming fire he shall destroy them, and he shall bring them down before thy face: so shalt thou drive them out, and destroy them quickly, as the LORD hath said unto thee. هنگامی که من به کوه برآمدم تالوحهای سنگ یعنی لوحهای عهدی را که خداوند با شما بست، بگیرم، آنگاه چهل روز وچهل شب در کوه ماندم؛ نه نان خوردم و نه آب نوشیدم. bible_en_fa Speak not thou in thine heart, after that the LORD thy God hath cast them out from before thee, saying, For my righteousness the LORD hath brought me in to possess this land: but for the wickedness of these nations the LORD doth drive them out from before thee. و خداوند دو لوح سنگ مکتوب شده به انگشت خدا را به من داد و بر آنها موافق تمامی سخنانی که خداوند در کوه از میان آتش در روزاجتماع به شما گفته بود، نوشته شد. bible_en_fa Not for thy righteousness, or for the uprightness of thine heart, dost thou go to possess their land: but for the wickedness of these nations the LORD thy God doth drive them out from before thee, and that he may perform the word which the LORD sware unto thy fathers, Abraham, Isaac, and Jacob. و واقع شدبعد از انقضای چهل روز و چهل شب که خداونداین دو لوح سنگ یعنی لوحهای عهد را به من داد، bible_en_fa Understand therefore, that the LORD thy God giveth thee not this good land to possess it for thy righteousness; for thou art a stiffnecked people. و خداوند مرا گفت: «برخاسته، از اینجا به زودی فرود شو زیرا قوم تو که از مصر بیرون آوردی فاسد شده‌اند، و از طریقی که ایشان را امرفرمودم به زودی انحراف ورزیده، بتی ریخته شده برای خود ساختند.» bible_en_fa Remember, and forget not, how thou provokedst the LORD thy God to wrath in the wilderness: from the day that thou didst depart out of the land of Egypt, until ye came unto this place, ye have been rebellious against the LORD. و خداوند مراخطاب کرده، گفت: «این قوم را دیدم و اینک قوم گردن کش هستند. bible_en_fa Also in Horeb ye provoked the LORD to wrath, so that the LORD was angry with you to have destroyed you. مرا واگذار تا ایشان را هلاک سازم و نام ایشان را از زیر آسمان محو کنم و از توقومی قوی تر و کثیرتر از ایشان بوجود آورم.» bible_en_fa When I was gone up into the mount to receive the tables of stone, even the tables of the covenant which the LORD made with you, then I abode in the mount forty days and forty nights, I neither did eat bread nor drink water: پس برگشته، از کوه فرود آمدم و کوه به آتش می‌سوخت و دو لوح عهد در دو دست من بود. bible_en_fa And the LORD delivered unto me two tables of stone written with the finger of God; and on them was written according to all the words, which the LORD spake with you in the mount out of the midst of the fire in the day of the assembly. و نگاه کرده، دیدم که به یهوه خدای خودگناه ورزیده، گوساله‌ای ریخته شده برای خودساخته و از طریقی که خداوند به شما امر فرموده بود، به زودی برگشته بودید. bible_en_fa And it came to pass at the end of forty days and forty nights, that the LORD gave me the two tables of stone, even the tables of the covenant. پس دو لوح راگرفتم و آنها را از دو دست خود انداخته، در نظرشما شکستم. bible_en_fa And the LORD said unto me, Arise, get thee down quickly from hence; for thy people which thou hast brought forth out of Egypt have corrupted themselves; they are quickly turned aside out of the way which I commanded them; they have made them a molten image. و مثل دفعه اول، چهل روز وچهل شب به حضور خداوند به روی درافتادم؛ نه نان خوردم و نه آب نوشیدم، به‌سبب همه گناهان شما که کرده و کار ناشایسته که در نظر خداوندعمل نموده، خشم او را به هیجان آوردید. bible_en_fa Furthermore the LORD spake unto me, saying, I have seen this people, and, behold, it is a stiffnecked people: زیرا که از غضب و حدت خشمی که خداوندبر شما نموده بود تا شما را هلاک سازد، می‌ترسیدم، و خداوند آن مرتبه نیز مرا اجابت نمود. bible_en_fa Let me alone, that I may destroy them, and blot out their name from under heaven: and I will make of thee a nation mightier and greater than they. و خداوند بر هارون بسیا غضبناک شده بود تا او را هلاک سازد، و برای هارون نیز در آن وقت دعا کردم. bible_en_fa So I turned and came down from the mount, and the mount burned with fire: and the two tables of the covenant were in my two hands. و اما گناه شما یعنی گوساله‌ای را که ساخته بودید، گرفتم و آن را به آتش سوزانیدم و آن را خرد کرده، نیکو ساییدم تا مثل غبار نرم شد، و غبارش را به نهری که از کوه جاری بود، پاشیدم. bible_en_fa And I looked, and, behold, ye had sinned against the LORD your God, and had made you a molten calf: ye had turned aside quickly out of the way which the LORD had commanded you. و در تبعیره و مسا و کبروت هتاوه خشم خداوند را به هیجان آوردید. bible_en_fa And I took the two tables, and cast them out of my two hands, and brake them before your eyes. و وقتی که خداوند شما را از قادش برنیع فرستاده، گفت: بروید و در زمینی که به شما داده‌ام تصرف نمایید، از قول یهوه خدای خود عاصی شدید و به اوایمان نیاورده، آواز او را نشنیدید. bible_en_fa And I fell down before the LORD, as at the first, forty days and forty nights: I did neither eat bread, nor drink water, because of all your sins which ye sinned, in doing wickedly in the sight of the LORD, to provoke him to anger. از روزی که شما را شناخته‌ام به خداوند عصیان ورزیده‌اید. bible_en_fa For I was afraid of the anger and hot displeasure, wherewith the LORD was wroth against you to destroy you. But the LORD hearkened unto me at that time also. پس به حضور خداوند به روی درافتادم درآن چهل روز و چهل شب که افتاده بودم، از این جهت که خداوند گفته بود که شما را هلاک سازد. bible_en_fa And the LORD was very angry with Aaron to have destroyed him: and I prayed for Aaron also the same time. و نزد خداوند استدعا نموده، گفتم: «ای خداوند یهوه، قوم خود و میراث خود را که به عظمت خود فدیه دادی و به‌دست قوی از مصربیرون آوردی، هلاک مساز. bible_en_fa And I took your sin, the calf which ye had made, and burnt it with fire, and stamped it, and ground it very small, even until it was as small as dust: and I cast the dust thereof into the brook that descended out of the mount. بندگان خودابراهیم و اسحاق و یعقوب را بیاد آور، و برسخت دلی این قوم و شرارت و گناه ایشان نظر منما. bible_en_fa And at Taberah, and at Massah, and at Kibroth-hattaavah, ye provoked the LORD to wrath. مبادا اهل زمینی که ما را از آن بیرون آوردی، بگویند چونکه خداوند نتوانست ایشان را به زمینی که به ایشان وعده داده بود درآورد، وچونکه ایشان را دشمن می‌داشت، از این جهت ایشان را بیرون آورد تا در بیابان هلاک سازد.لیکن ایشان قوم تو و میراث تو هستند که به قوت عظیم خود و به بازوی افراشته خویش بیرون آوردی.» bible_en_fa Likewise when the LORD sent you from Kadesh-barnea, saying, Go up and possess the land which I have given you; then ye rebelled against the commandment of the LORD your God, and ye believed him not, nor hearkened to his voice. لیکن ایشان قوم تو و میراث تو هستند که به قوت عظیم خود و به بازوی افراشته خویش بیرون آوردی.» bible_en_fa Ye have been rebellious against the LORD from the day that I knew you. و در آن وقت خداوند به من گفت: «دولوح سنگ موافق اولیه برای خودبتراش، و نزد من به کوه برآی، و تابوتی از چوب برای خود بساز. bible_en_fa Thus I fell down before the LORD forty days and forty nights, as I fell down at the first; because the LORD had said he would destroy you. و بر این لوحها کلماتی را که برلوحهای اولین که شکستی بود، خواهم نوشت، وآنها را در تابوت بگذار.» bible_en_fa I prayed therefore unto the LORD, and said, O Lord GOD, destroy not thy people and thine inheritance, which thou hast redeemed through thy greatness, which thou hast brought forth out of Egypt with a mighty hand. پس تابوتی از چوب سنط ساختم، و دو لوح سنگ موافق اولین تراشیدم، و آن دو لوح را در دست داشته، به کوه برآمدم. bible_en_fa Remember thy servants, Abraham, Isaac, and Jacob; look not unto the stubbornness of this people, nor to their wickedness, nor to their sin: و بر آن دو لوح موافق کتابت اولین، آن ده کلمه را که خداوند در کوه از میان آتش، درروز اجتماع به شما گفته بود نوشت، و خداوندآنها را به من داد. bible_en_fa Lest the land whence thou broughtest us out say, Because the LORD was not able to bring them into the land which he promised them, and because he hated them, he hath brought them out to slay them in the wilderness. پس برگشته، از کوه فرود آمدم، و لوحها را در تابوتی که ساخته بودم گذاشتم، ودر آنجا هست، چنانکه خداوند مرا امر فرموده بود. bible_en_fa Yet they are thy people and thine inheritance, which thou broughtest out by thy mighty power and by thy stretched out arm. (و بنی‌اسرائیل از بیروت بنی یعقان به موسیره کوچ کردند، و در آنجا هارون مرد و درآنجا دفن شد. و پسرش العازار در جایش به کهانت پرداخت. bible_en_fa At that time the LORD said unto me, Hew thee two tables of stone like unto the first, and come up unto me into the mount, and make thee an ark of wood. و از آنجا به جدجوده کوچ کردند، و از جدجوده به یطبات که زمین نهرهای آب است. bible_en_fa And I will write on the tables the words that were in the first tables which thou brakest, and thou shalt put them in the ark. در آنوقت خداوند سبط لاوی را جداکرد، تا تابوت عهد خداوند را بردارند، و به حضور خداوند ایستاده، او را خدمت نمایند، و به نام او برکت دهند، چنانکه تا امروز است. bible_en_fa And I made an ark of shittim wood, and hewed two tables of stone like unto the first, and went up into the mount, having the two tables in mine hand. بنابراین لاوی را در میان برادرانش نصیب ومیراثی نیست؛ خداوند میراث وی است، چنانکه یهوه خدایت به وی گفته بود). bible_en_fa And he wrote on the tables, according to the first writing, the ten commandments, which the LORD spake unto you in the mount out of the midst of the fire in the day of the assembly: and the LORD gave them unto me. و من در کوه مثل روزهای اولین، چهل روزو چهل شب توقف نمودم، و در آن دفعه نیزخداوند مرا اجابت نمود، و خداوند نخواست تورا هلاک سازد. bible_en_fa And I turned myself and came down from the mount, and put the tables in the ark which I had made; and there they be, as the LORD commanded me. و خداوند مرا گفت: «برخیز وپیش روی این قوم روانه شو تا به زمینی که برای پدران ایشان قسم خوردم که به ایشان بدهم داخل شده، آن را به تصرف آورند.» bible_en_fa And the children of Israel took their journey from Beeroth of the children of Jaakan to Mosera: there Aaron died, and there he was buried; and Eleazar his son ministered in the priest's office in his stead. پس الان‌ای اسرائیل، یهوه خدایت از توچه می‌خواهد، جز اینکه از یهوه خدایت بترسی و در همه طریقهایش سلوک نمایی، و او رادوست بداری و یهوه خدای خود را به تمامی دل و به تمامی جان خود عبادت نمایی. bible_en_fa From thence they journeyed unto Gudgodah; and from Gudgodah to Jotbath, a land of rivers of waters. و اوامرخداوند و فرایض او را که من امروز تو را برای خیریتت امر می‌فرمایم، نگاه داری. bible_en_fa At that time the LORD separated the tribe of Levi, to bear the ark of the covenant of the LORD, to stand before the LORD to minister unto him, and to bless in his name, unto this day. اینک فلک و فلک الافلاک از آن یهوه خدای توست، و زمین وهرآنچه در آن است. bible_en_fa Wherefore Levi hath no part nor inheritance with his brethren; the LORD is his inheritance, according as the LORD thy God promised him. لیکن خداوند به پدران تورغبت داشته، ایشان را محبت می‌نمود، و بعد ازایشان ذریت ایشان، یعنی شما را از همه قومهابرگزید، چنانکه امروز شده است. bible_en_fa And I stayed in the mount, according to the first time, forty days and forty nights; and the LORD hearkened unto me at that time also, and the LORD would not destroy thee. پس غلفه دلهای خود را مختون سازید، و دیگر گردن کشی منمایید. bible_en_fa And the LORD said unto me, Arise, take thy journey before the people, that they may go in and possess the land, which I sware unto their fathers to give unto them. زیرا که یهوه خدای شما خدای خدایان و رب‌الارباب، و خدای عظیم و جبار ومهیب است، که طرفداری ندارد و رشوه نمی گیرد. bible_en_fa And now, Israel, what doth the LORD thy God require of thee, but to fear the LORD thy God, to walk in all his ways, and to love him, and to serve the LORD thy God with all thy heart and with all thy soul, یتیمان و بیوه‌زنان را دادرسی می‌کند، و غریبان را دوست داشته، خوراک وپوشاک به ایشان می‌دهد. bible_en_fa To keep the commandments of the LORD, and his statutes, which I command thee this day for thy good? پس غریبان رادوست دارید، زیرا که در زمین مصر غریب بودید. bible_en_fa Behold, the heaven and the heaven of heavens is the LORD's thy God, the earth also, with all that therein is. از یهوه خدای خود بترس، و او را عبادت نما وبه او ملصق شو و به نام او قسم بخور. bible_en_fa Only the LORD had a delight in thy fathers to love them, and he chose their seed after them, even you above all people, as it is this day. او فخرتوست و او خدای توست که برای تو این اعمال عظیم و مهیبی که چشمانت دیده بجا آورده است.پدران تو با هفتاد نفر به مصر فرود شدندو الان یهوه خدایت، تو را مثل ستارگان آسمان کثیر ساخته است. bible_en_fa Circumcise therefore the foreskin of your heart, and be no more stiffnecked. پدران تو با هفتاد نفر به مصر فرود شدندو الان یهوه خدایت، تو را مثل ستارگان آسمان کثیر ساخته است. bible_en_fa For the LORD your God is God of gods, and Lord of lords, a great God, a mighty, and a terrible, which regardeth not persons, nor taketh reward: پس یهوه خدای خود را دوست بدار، وودیعت و فرایض و احکام و اوامر او رادر همه وقت نگاهدار. bible_en_fa He doth execute the judgment of the fatherless and widow, and loveth the stranger, in giving him food and raiment. و امروز بدانید، زیرا که به پسران شما سخن نمی گویم که ندانسته‌اند، وتادیب یهوه خدای شما را ندیده‌اند، و نه عظمت و دست قوی و بازوی افراشته او را. bible_en_fa Love ye therefore the stranger: for ye were strangers in the land of Egypt. و آیات واعمال او را که در میان مصر، به فرعون، پادشاه مصر، و به تمامی زمین او بظهور آورد. bible_en_fa Thou shalt fear the LORD thy God; him shalt thou serve, and to him shalt thou cleave, and swear by his name. و آنچه راکه به لشکر مصریان، به اسبها و به ارابه های ایشان کرد، که چگونه آب بحر قلزم را برایشان جاری ساخت، وقتی که شما را تعاقب می‌نمودند، وچگونه خداوند، ایشان را تا به امروز هلاک ساخت. bible_en_fa He is thy praise, and he is thy God, that hath done for thee these great and terrible things, which thine eyes have seen. و آنچه را که برای شما در بیابان کرد تاشما به اینجا رسیدید. bible_en_fa Thy fathers went down into Egypt with threescore and ten persons; and now the LORD thy God hath made thee as the stars of heaven for multitude. و آنچه را که به داتان و ابیرام پسران الیاب بن روبین کرد، که چگونه زمین دهان خود را گشوده، ایشان را و خاندان وخیمه های ایشان را، و هر ذی حیات را که همراه ایشان بود در میان تمامی اسرائیل بلعید. bible_en_fa Therefore thou shalt love the LORD thy God, and keep his charge, and his statutes, and his judgments, and his commandments, alway. لیکن چشمان شما تمامی اعمال عظیمه خداوند را که کرده بود، دیدند. bible_en_fa And know ye this day: for I speak not with your children which have not known, and which have not seen the chastisement of the LORD your God, his greatness, his mighty hand, and his stretched out arm, پس جمیع اوامری را که من امروز برای شماامر می‌فرمایم نگاه دارید، تا قوی شوید و داخل شده، زمینی را که برای گرفتن آن عبور می‌کنید، به تصرف آورید. bible_en_fa And his miracles, and his acts, which he did in the midst of Egypt unto Pharaoh the king of Egypt, and unto all his land; و تا در آن زمینی که خداوندبرای پدران شما قسم خورد که آن را به ایشان وذریت ایشان بدهد، عمر دراز داشته باشید، زمینی که به شیر و شهد جاری است. bible_en_fa And what he did unto the army of Egypt, unto their horses, and to their chariots; how he made the water of the Red sea to overflow them as they pursued after you, and how the LORD hath destroyed them unto this day; زیرا زمینی که تو برای گرفتن آن داخل می‌شوی، مثل زمین مصرکه از آن بیرون آمدی نیست، که در آن تخم خودرا می‌کاشتی و آن را مثل باغ بقول به پای خودسیراب می‌کردی. bible_en_fa And what he did unto you in the wilderness, until ye came into this place; لیکن زمینی که شما برای گرفتنش به آن عبور می‌کنید، زمین کوهها ودره هاست که از بارش آسمان آب می‌نوشد، bible_en_fa And what he did unto Dathan and Abiram, the sons of Eliab, the son of Reuben: how the earth opened her mouth, and swallowed them up, and their households, and their tents, and all the substance that was in their possession, in the midst of all Israel: زمینی است که یهوه خدایت برآن التفات داردو چشمان یهوه خدایت از اول سال تا آخر سال پیوسته بر آن است. bible_en_fa But your eyes have seen all the great acts of the LORD which he did. و چنین خواهد شد که اگر اوامری را که من امروز برای شما امر می‌فرمایم، بشنوید، و یهوه خدای خود را دوست بدارید، و او را به تمامی دل و به تمامی جان خود عبادت نمایید، bible_en_fa Therefore shall ye keep all the commandments which I command you this day, that ye may be strong, and go in and possess the land, whither ye go to possess it; آنگاه باران زمین شما یعنی باران اولین و آخرین را درموسمش خواهم بخشید، تا غله و شیره و روغن خود را جمع نمایی. bible_en_fa And that ye may prolong your days in the land, which the LORD sware unto your fathers to give unto them and to their seed, a land that floweth with milk and honey. و در صحرای تو برای بهایمت علف خواهم داد تا بخوری و سیر شوی. bible_en_fa For the land, whither thou goest in to possess it, is not as the land of Egypt, from whence ye came out, where thou sowedst thy seed, and wateredst it with thy foot, as a garden of herbs: باحذر باشید مبادا دل شما فریفته شود وبرگشته، خدایان دیگر را عبادت و سجده نمایید. bible_en_fa But the land, whither ye go to possess it, is a land of hills and valleys, and drinketh water of the rain of heaven: و خشم خداوند برشما افروخته شود، تاآسمان را مسدود سازد، و باران نبارد، و زمین محصول خود را ندهد و شما از زمین نیکویی که خداوند به شما می‌دهد، بزودی هلاک شوید. bible_en_fa A land which the LORD thy God careth for: the eyes of the LORD thy God are always upon it, from the beginning of the year even unto the end of the year. پس این سخنان مرا در دل و جان خود جادهید، و آنها را بر دستهای خود برای علامت ببندید، و در میان چشمان شما عصابه باشد. bible_en_fa And it shall come to pass, if ye shall hearken diligently unto my commandments which I command you this day, to love the LORD your God, and to serve him with all your heart and with all your soul, وآنها را به پسران خود تعلیم دهید، و حین نشستنت در خانه خود، و رفتنت به راه، و وقت خوابیدن و برخاستنت از آنها گفتگو نمایید. bible_en_fa That I will give you the rain of your land in his due season, the first rain and the latter rain, that thou mayest gather in thy corn, and thy wine, and thine oil. وآنها را بر باهوهای در خانه خود و بر دروازه های خود بنویسید. bible_en_fa And I will send grass in thy fields for thy cattle, that thou mayest eat and be full. تا ایام شما و ایام پسران شما برزمینی که خداوند برای پدران شما قسم خورد که به ایشان بدهد، کثیر شود، مثل ایام افلاک بر بالای زمین. bible_en_fa Take heed to yourselves, that your heart be not deceived, and ye turn aside, and serve other gods, and worship them; زیرا اگر تمامی این اوامر را که من به جهت عمل نمودن به شما امر می‌فرمایم، نیکو نگاه دارید، تا یهوه خدای خود را دوست دارید، و درتمامی طریقهای او رفتار نموده، به او ملصق شوید، bible_en_fa And then the LORD's wrath be kindled against you, and he shut up the heaven, that there be no rain, and that the land yield not her fruit; and lest ye perish quickly from off the good land which the LORD giveth you. آنگاه خداوند جمیع این امتها را ازحضور شما اخراج خواهد نمود، و شما امتهای بزرگتر و قویتر از خود را تسخیر خواهید نمود. bible_en_fa Therefore shall ye lay up these my words in your heart and in your soul, and bind them for a sign upon your hand, that they may be as frontlets between your eyes. هرجایی که کف پای شما برآن گذارده شود، ازآن شما خواهد بود، از بیابان و لبنان و از نهر، یعنی نهر فرات تا دریای غربی، حدود شماخواهد بود. bible_en_fa And ye shall teach them your children, speaking of them when thou sittest in thine house, and when thou walkest by the way, when thou liest down, and when thou risest up. و هیچکس یارای مقاومت با شمانخواهد داشت، زیرا یهوه خدای شما ترس و خوف شما را بر تمامی زمین که به آن قدم می‌زنیدمستولی خواهد ساخت، چنانکه به شما گفته است. bible_en_fa And thou shalt write them upon the door posts of thine house, and upon thy gates: اینک من امروز برکت و لعنت پیش شمامی گذارم. bible_en_fa That your days may be multiplied, and the days of your children, in the land which the LORD sware unto your fathers to give them, as the days of heaven upon the earth. اما برکت، اگر اوامر یهوه خدای خود را که من امروز به شما امر می‌فرمایم، اطاعت نمایید. bible_en_fa For if ye shall diligently keep all these commandments which I command you, to do them, to love the LORD your God, to walk in all his ways, and to cleave unto him; و اما لعنت، اگر اوامر یهوه خدای خودرا اطاعت ننموده، از طریقی که من امروز به شماامر می‌فرمایم برگردید، و خدایان غیر را که نشناخته‌اید، پیروی نمایید. bible_en_fa Then will the LORD drive out all these nations from before you, and ye shall possess greater nations and mightier than yourselves. و واقع خواهد شدکه چون یهوه، خدایت، تو را به زمینی که به جهت گرفتنش به آن می‌روی داخل سازد، آنگاه برکت را بر کوه جرزیم و لعنت را بر کوه ایبال خواهی گذاشت. bible_en_fa Every place whereon the soles of your feet shall tread shall be yours: from the wilderness and Lebanon, from the river, the river Euphrates, even unto the uttermost sea shall your coast be. آیا آنها به آنطرف اردن نیستند پشت راه غروب آفتاب، در زمین کنعانیانی که در عربه ساکنند مقابل جلجال نزد بلوطهای موره. bible_en_fa There shall no man be able to stand before you: for the LORD your God shall lay the fear of you and the dread of you upon all the land that ye shall tread upon, as he hath said unto you. زیرا که شما از اردن عبور می‌کنید تا داخل شده، زمینی را که یهوه خدایت به تو می‌بخشد به تصرف آورید، و آن را خواهید گرفت و در آن ساکن خواهید شد.پس متوجه باشید تا جمیع این فرایض و احکامی را که من امروز پیش شمامی گذارم، به عمل آورید. bible_en_fa Behold, I set before you this day a blessing and a curse; پس متوجه باشید تا جمیع این فرایض و احکامی را که من امروز پیش شمامی گذارم، به عمل آورید. bible_en_fa A blessing, if ye obey the commandments of the LORD your God, which I command you this day: اینهاست فرایض و احکامی که شما درتمامی روزهایی که بر زمین زنده خواهید ماند، می‌باید متوجه شده، به عمل آرید، در زمینی که یهوه خدای پدرانت به تو داده است، تا در آن تصرف نمایی. bible_en_fa And a curse, if ye will not obey the commandments of the LORD your God, but turn aside out of the way which I command you this day, to go after other gods, which ye have not known. جمیع اماکن امتهایی را که در آنها خدایان خود را عبادت می‌کنند و شما آنها را اخراج می‌نمایید خراب نمایید، خواه بر کوههای بلندخواه بر تلها و خواه زیر هر درخت سبز. bible_en_fa And it shall come to pass, when the LORD thy God hath brought thee in unto the land whither thou goest to possess it, that thou shalt put the blessing upon mount Gerizim, and the curse upon mount Ebal. مذبحهای ایشان را بشکنید و ستونهای ایشان راخرد کنید، و اشیره های ایشان را به آتش بسوزانید، و بتهای تراشیده شده خدایان ایشان راقطع نمایید، و نامهای ایشان را از آنجا محوسازید. bible_en_fa Are they not on the other side Jordan, by the way where the sun goeth down, in the land of the Canaanites, which dwell in the champaign over against Gilgal, beside the plains of Moreh? با یهوه خدای خود چنین عمل منمایید. bible_en_fa For ye shall pass over Jordan to go in to possess the land which the LORD your God giveth you, and ye shall possess it, and dwell therein. بلکه به مکانی که یهوه خدای شما از جمیع اسباط شما برگزیند تا نام خود را در آنجا بگذارد، یعنی مسکن او را بطلبید و به آنجا بروید. bible_en_fa And ye shall observe to do all the statutes and judgments which I set before you this day. و به آنجا قربانی های سوختنی و ذبایح و عشرهای خود، و هدایای افراشتنی دستهای خویش، ونذرها و نوافل خود و نخست زاده های رمه و گله خویش را ببرید. bible_en_fa These are the statutes and judgments, which ye shall observe to do in the land, which the LORD God of thy fathers giveth thee to possess it, all the days that ye live upon the earth. و در آنجا بحضور یهوه خدای خود بخورید، و شما و اهل خانه شما در هر شغل دست خود که یهوه خدای شما، شما را در آن برکت دهد، شادی نمایید. bible_en_fa Ye shall utterly destroy all the places, wherein the nations which ye shall possess served their gods, upon the high mountains, and upon the hills, and under every green tree: موافق هرآنچه ما امروز در اینجا می‌کنیم، یعنی آنچه در نظر هرکس پسند آید، نکنید. bible_en_fa And ye shall overthrow their altars, and break their pillars, and burn their groves with fire; and ye shall hew down the graven images of their gods, and destroy the names of them out of that place. زیرا که هنوز به آرامگاه و نصیبی که یهوه خدای شما، به شما می‌دهد داخل نشده‌اید. bible_en_fa Ye shall not do so unto the LORD your God. اما چون از اردن عبور کرده، در زمینی که یهوه، خدای شما، برای شما تقسیم می‌کند، ساکن شوید، و اوشما را از جمیع دشمنان شما از هرطرف آرامی دهد تا در امنیت سکونت نمایید. bible_en_fa But unto the place which the LORD your God shall choose out of all your tribes to put his name there, even unto his habitation shall ye seek, and thither thou shalt come: آنگاه به مکانی که یهوه خدای شما برگزیند تا نام خود رادر آن ساکن سازد، به آنجا هرچه را که من به شماامر فرمایم بیاورید، از قربانی های سوختنی وذبایح و عشرهای خود، و هدایای افراشتنی دستهای خویش، و همه نذرهای بهترین خود که برای خداوند نذر نمایید. bible_en_fa And thither ye shall bring your burnt offerings, and your sacrifices, and your tithes, and heave offerings of your hand, and your vows, and your freewill offerings, and the firstlings of your herds and of your flocks: و به حضور یهوه خدای خود شادی نمایید، شما با پسران ودختران و غلامان و کنیزان خود، و لاویانی که درون دروازه های شما باشند، چونکه ایشان را باشما حصه‌ای و نصیبی نیست. bible_en_fa And there ye shall eat before the LORD your God, and ye shall rejoice in all that ye put your hand unto, ye and your households, wherein the LORD thy God hath blessed thee. با حذر باش که در هر جایی که می‌بینی قربانی های سوختنی خود را نگذرانی، bible_en_fa Ye shall not do after all the things that we do here this day, every man whatsoever is right in his own eyes. بلکه درمکانی که خداوند در یکی از اسباط تو برگزیند درآنجا قربانی های سوختنی خود را بگذرانی، و درآنجا هرچه من به تو امر فرمایم، به عمل آوری. bible_en_fa For ye are not as yet come to the rest and to the inheritance, which the LORD your God giveth you. لیکن گوشت را برحسب تمامی آرزوی دلت، موافق برکتی که یهوه خدایت به تو دهد، درهمه دروازه هایت ذبح کرده، بخور؛ اشخاص نجس و طاهر از آن بخورند چنانکه از غزال و آهومی خورند. bible_en_fa But when ye go over Jordan, and dwell in the land which the LORD your God giveth you to inherit, and when he giveth you rest from all your enemies round about, so that ye dwell in safety; ولی خون را نخور؛ آن را مثل آب بر زمین بریز. bible_en_fa Then there shall be a place which the LORD your God shall choose to cause his name to dwell there; thither shall ye bring all that I command you; your burnt offerings, and your sacrifices, your tithes, and the heave offering of your hand, and all your choice vows which ye vow unto the LORD: عشر غله و شیره و روغن ونخست زاده رمه و گله خود را در دروازه های خودمخور، و نه هیچ‌یک از نذرهای خود را که نذرمی کنی و از نوافل خود و هدایای افراشتنی دست خود را. bible_en_fa And ye shall rejoice before the LORD your God, ye, and your sons, and your daughters, and your menservants, and your maidservants, and the Levite that is within your gates; forasmuch as he hath no part nor inheritance with you. بلکه آنها را به حضور یهوه خدایت درمکانی که یهوه خدایت برگزیند، بخور، تو وپسرت و دخترت و غلامت و کنیزت و لاویانی که درون دروازه های تو باشند، و به هرچه دست خود را برآن بگذاری به حضور یهوه خدایت شادی نما. bible_en_fa Take heed to thyself that thou offer not thy burnt offerings in every place that thou seest: با حذر باش که لاویان را در تمامی روزهایی که در زمین خود باشی، ترک ننمایی. bible_en_fa But in the place which the LORD shall choose in one of thy tribes, there thou shalt offer thy burnt offerings, and there thou shalt do all that I command thee. چون یهوه، خدایت، حدود تو را بطوری که تو را وعده داده است، وسیع گرداند، و بگویی که گوشت خواهم خورد، زیرا که دل تو به گوشت خوردن مایل است، پس موافق همه آرزوی دلت گوشت را بخور. bible_en_fa Notwithstanding thou mayest kill and eat flesh in all thy gates, whatsoever thy soul lusteth after, according to the blessing of the LORD thy God which he hath given thee: the unclean and the clean may eat thereof, as of the roebuck, and as of the hart. و اگر مکانی که یهوه، خدایت، برگزیند تا اسم خود را در آن بگذارد ازتو دور باشد، آنگاه از رمه و گله خود که خداوندبه تو دهد ذبح کن، چنانکه به تو امر فرموده‌ام و ازهرچه دلت بخواهد در دروازه هایت بخور. bible_en_fa Only ye shall not eat the blood; ye shall pour it upon the earth as water. چنانکه غزال و آهو خورده شود، آنها را چنین بخور؛ شخص نجس و شخص طاهر از آن برابربخورند. bible_en_fa Thou mayest not eat within thy gates the tithe of thy corn, or of thy wine, or of thy oil, or the firstlings of thy herds or of thy flock, nor any of thy vows which thou vowest, nor thy freewill offerings, or heave offering of thine hand: لیکن هوشیار باش که خون را نخوری زیرا خون جان است و جان را با گوشت نخوری. bible_en_fa But thou must eat them before the LORD thy God in the place which the LORD thy God shall choose, thou, and thy son, and thy daughter, and thy manservant, and thy maidservant, and the Levite that is within thy gates: and thou shalt rejoice before the LORD thy God in all that thou puttest thine hands unto. آن را مخور، بلکه مثل آب برزمینش بریز. bible_en_fa Take heed to thyself that thou forsake not the Levite as long as thou livest upon the earth. آن را مخور تا برای تو و بعد از تو برای پسرانت نیکو باشد هنگامی که آنچه در نظرخداوند راست است، بجا آوری. bible_en_fa When the LORD thy God shall enlarge thy border, as he hath promised thee, and thou shalt say, I will eat flesh, because thy soul longeth to eat flesh; thou mayest eat flesh, whatsoever thy soul lusteth after. لیکن موقوفات خود را که داری و نذرهای خود رابرداشته، به مکانی که خداوند برگزیند، برو. bible_en_fa If the place which the LORD thy God hath chosen to put his name there be too far from thee, then thou shalt kill of thy herd and of thy flock, which the LORD hath given thee, as I have commanded thee, and thou shalt eat in thy gates whatsoever thy soul lusteth after. وگوشت و خون قربانی های سوختنی خود را برمذبح یهوه خدایت بگذران و خون ذبایح توبرمذبح یهوه خدایت ریخته شود و گوشت رابخور. bible_en_fa Even as the roebuck and the hart is eaten, so thou shalt eat them: the unclean and the clean shall eat of them alike. متوجه باش که همه این سخنانی را که من به تو امر می‌فرمایم بشنوی تا برای تو و بعد از توبرای پسرانت هنگامی که آنچه در نظر یهوه، خدایت، نیکو و راست است بجا آوری تا به ابدنیکو باشد. bible_en_fa Only be sure that thou eat not the blood: for the blood is the life; and thou mayest not eat the life with the flesh. وقتی که یهوه، خدایت، امتهایی را که به جهت گرفتن آنها به آنجا می‌روی، از حضور تومنقطع سازد، و ایشان را اخراج نموده، در زمین ایشان ساکن شوی. bible_en_fa Thou shalt not eat it; thou shalt pour it upon the earth as water. آنگاه باحذر باش، مبادا بعداز آنکه از حضور تو هلاک شده باشند به دام گرفته شده، ایشان را پیروی نمایی و درباره خدایان ایشان دریافت کرده، بگویی که این امتها خدایان خود را چگونه عبادت کردند تا من نیز چنین کنم. bible_en_fa Thou shalt not eat it; that it may go well with thee, and with thy children after thee, when thou shalt do that which is right in the sight of the LORD. با یهوه، خدای خود، چنین عمل منما، زیراهرچه را که نزد خداوند مکروه است و از آن نفرت دارد، ایشان برای خدایان خود می‌کردند، حتی اینکه پسران و دختران خود را نیز برای خدایان خود به آتش می‌سوزانیدند.هر‌آنچه من به شما امر می‌فرمایم متوجه شوید، تا آن را به عمل آورید، چیزی برآن میفزایید و چیزی از آن کم نکنید. bible_en_fa Only thy holy things which thou hast, and thy vows, thou shalt take, and go unto the place which the LORD shall choose: هر‌آنچه من به شما امر می‌فرمایم متوجه شوید، تا آن را به عمل آورید، چیزی برآن میفزایید و چیزی از آن کم نکنید. bible_en_fa And thou shalt offer thy burnt offerings, the flesh and the blood, upon the altar of the LORD thy God: and the blood of thy sacrifices shall be poured out upon the altar of the LORD thy God, and thou shalt eat the flesh. اگر در میان تو نبی‌ای یا بیننده خواب ازمیان شما برخیزد، و آیت یا معجزه‌ای برای شما ظاهر سازد، bible_en_fa Observe and hear all these words which I command thee, that it may go well with thee, and with thy children after thee for ever, when thou doest that which is good and right in the sight of the LORD thy God. و آن آیت یا معجزه واقع شود که از آن تو را خبر داده، گفت خدایان غیر راکه نمی شناسی پیروی نماییم، و آنها را عبادت کنیم، bible_en_fa When the LORD thy God shall cut off the nations from before thee, whither thou goest to possess them, and thou succeedest them, and dwellest in their land; سخنان آن نبی یا بیننده خواب را مشنو، زیرا که یهوه، خدای شما، شما را امتحان می‌کند، تا بداند که آیا یهوه، خدای خود را به تمامی دل وبه تمامی جان خود محبت می‌نمایید؟ bible_en_fa Take heed to thyself that thou be not snared by following them, after that they be destroyed from before thee; and that thou inquire not after their gods, saying, How did these nations serve their gods? even so will I do likewise. یهوه خدای خود را پیروی نمایید و از او بترسید، واوامر او را نگاه دارید، و قول او را بشنوید و او راعبادت نموده، به او ملحق شوید. bible_en_fa Thou shalt not do so unto the LORD thy God: for every abomination to the LORD, which he hateth, have they done unto their gods; for even their sons and their daughters they have burnt in the fire to their gods. و آن نبی یابیننده خواب کشته شود، زیرا که سخنان فتنه انگیز بر یهوه خدای شما که شما را از زمین مصر بیرون آورد، و تو را از خانه بندگی فدیه داد، گفته است تا تو را از طریقی که یهوه خدایت به توامر فرمود تا با آن سلوک نمایی، منحرف سازد، پس به این طور بدی را از میان خود دور خواهی کرد. bible_en_fa What thing soever I command you, observe to do it: thou shalt not add thereto, nor diminish from it. و اگر برادرت که پسر مادرت باشد یا پسر یادختر تو یا زن هم آغوش تو یا رفیقت که مثل جان تو باشد، تو را در خفا اغوا کند، و گوید که برویم وخدایان غیر را که تو و پدران تو نشناختید عبادت نماییم، bible_en_fa If there arise among you a prophet, or a dreamer of dreams, and giveth thee a sign or a wonder, از خدایان امتهایی که به اطراف شمامی باشند، خواه به تو نزدیک و خواه از تو دورباشند، از اقصای زمین تا اقصای دیگر آن، bible_en_fa And the sign or the wonder come to pass, whereof he spake unto thee, saying, Let us go after other gods, which thou hast not known, and let us serve them; او راقبول مکن و او را گوش مده، و چشم تو بر وی رحم نکند و بر او شفقت منما و او را پنهان مکن. bible_en_fa Thou shalt not hearken unto the words of that prophet, or that dreamer of dreams: for the LORD your God proveth you, to know whether ye love the LORD your God with all your heart and with all your soul. البته او را به قتل رسان، دست تو اول به قتل اودراز شود و بعد دست تمامی قوم. bible_en_fa Ye shall walk after the LORD your God, and fear him, and keep his commandments, and obey his voice, and ye shall serve him, and cleave unto him. و او را به سنگ سنگسار نما تا بمیرد، چونکه می‌خواست تو را از یهوه، خدایت، که تو را از زمین مصر ازخانه بندگی بیرون آورد، منحرف سازد. bible_en_fa And that prophet, or that dreamer of dreams, shall be put to death; because he hath spoken to turn you away from the LORD your God, which brought you out of the land of Egypt, and redeemed you out of the house of bondage, to thrust thee out of the way which the LORD thy God commanded thee to walk in. So shalt thou put the evil away from the midst of thee. وجمیع اسرائیلیان چون بشنوند، خواهند ترسید وبار دیگر چنین امر زشت را در میان شما مرتکب نخواهند شد. bible_en_fa If thy brother, the son of thy mother, or thy son, or thy daughter, or the wife of thy bosom, or thy friend, which is as thine own soul, entice thee secretly, saying, Let us go and serve other gods, which thou hast not known, thou, nor thy fathers; اگر درباره یکی از شهرهایی که یهوه خدایت به تو به جهت سکونت می‌دهد خبر یابی، bible_en_fa Namely, of the gods of the people which are round about you, nigh unto thee, or far off from thee, from the one end of the earth even unto the other end of the earth; که بعضی پسران بلیعال از میان تو بیرون رفته، ساکنان شهر خود را منحرف ساخته، گفته اندبرویم و خدایان غیر را که نشناخته‌اید، عبادت نماییم، bible_en_fa Thou shalt not consent unto him, nor hearken unto him; neither shall thine eye pity him, neither shalt thou spare, neither shalt thou conceal him: آنگاه تفحص و تجسس نموده، نیکواستفسار نما. و اینک اگر این امر، صحیح و یقین باشد که این رجاست در میان تو معمول شده است، bible_en_fa But thou shalt surely kill him; thine hand shall be first upon him to put him to death, and afterwards the hand of all the people. البته ساکنان آن شهر را به دم شمشیربکش و آن را با هرچه در آن است و بهایمش را به دم شمشیر هلاک نما. bible_en_fa And thou shalt stone him with stones, that he die; because he hath sought to thrust thee away from the LORD thy God, which brought thee out of the land of Egypt, from the house of bondage. و همه غنیمت آن را در میان کوچه‌اش جمع کن و شهر را با تمامی غنیمتش برای یهوه خدایت به آتش بالکل بسوزان، و آن تا به ابد تلی خواهد بود و بار دیگربنا نخواهد شد. bible_en_fa And all Israel shall hear, and fear, and shall do no more any such wickedness as this is among you. و از چیزهای حرام شده چیزی به‌دستت نچسبد تا خداوند از شدت خشم خود برگشته، برتو رحمت و رافت بنماید، و تو را بیفزاید بطوری که برای پدرانت قسم خورده بود.هنگامی که قول یهوه خدای خودرا شنیده، و همه اوامرش را که من امروز به تو امرمی فرمایم نگاه داشته، آنچه در نظر یهوه خدایت راست است، بعمل آورده باشی. bible_en_fa If thou shalt hear say in one of thy cities, which the LORD thy God hath given thee to dwell there, saying, هنگامی که قول یهوه خدای خودرا شنیده، و همه اوامرش را که من امروز به تو امرمی فرمایم نگاه داشته، آنچه در نظر یهوه خدایت راست است، بعمل آورده باشی. bible_en_fa Certain men, the children of Belial, are gone out from among you, and have withdrawn the inhabitants of their city, saying, Let us go and serve other gods, which ye have not known; شما پسران یهوه خدای خود هستید، پس برای مردگان، خویشتن را مجروح منمایید، و مابین چشمان خود را متراشید. bible_en_fa Then shalt thou inquire, and make search, and ask diligently; and, behold, if it be truth, and the thing certain, that such abomination is wrought among you; زیراتو برای یهوه، خدایت، قوم مقدس هستی، وخداوند تو را برای خود برگزیده است تا از جمیع امتهایی که برروی زمین‌اند به جهت او قوم خاص باشی. bible_en_fa Thou shalt surely smite the inhabitants of that city with the edge of the sword, destroying it utterly, and all that is therein, and the cattle thereof, with the edge of the sword. هیچ‌چیز مکروه مخور. bible_en_fa And thou shalt gather all the spoil of it into the midst of the street thereof, and shalt burn with fire the city, and all the spoil thereof every whit, for the LORD thy God: and it shall be an heap for ever; it shall not be built again. این است حیواناتی که بخورید: گاو و گوسفند و بز، bible_en_fa And there shall cleave nought of the cursed thing to thine hand: that the LORD may turn from the fierceness of his anger, and shew thee mercy, and have compassion upon thee, and multiply thee, as he hath sworn unto thy fathers; و آهو و غزال وگور و بزکوهی و ریم و گاو دشتی و مهات. bible_en_fa When thou shalt hearken to the voice of the LORD thy God, to keep all his commandments which I command thee this day, to do that which is right in the eyes of the LORD thy God. و هرحیوان شکافته سم که سم را به دو حصه شکافته دارد و نشخوار کند، آن را از بهایم بخورید. bible_en_fa Ye are the children of the LORD your God: ye shall not cut yourselves, nor make any baldness between your eyes for the dead. لیکن از نشخوارکنندگان و شکافتگان سم اینهارا مخورید: یعنی شتر و خرگوش و ونک، زیرا که نشخوار می‌کنند اما شکافته سم نیستند. اینهابرای شما نجس‌اند. bible_en_fa for thou art an holy people unto the LORD thy God, and the LORD hath chosen thee to be a peculiar people unto himself, above all the nations that are upon the earth. و خوک زیرا شکافته سم است، لیکن نشخوار نمی کند، این برای شما نجس است. از گوشت آنها مخورید و لاش آنها را لمس مکنید. bible_en_fa Thou shalt not eat any abominable thing. از همه آنچه در آب است اینها را بخورید: هرچه پر و فلس دارد، آنها را بخورید. bible_en_fa These are the beasts which ye shall eat: the ox, the sheep, and the goat, و هرچه پر و فلس ندارد مخورید، برای شما نجس است. bible_en_fa The hart, and the roebuck, and the fallow deer, and the wild goat, and the pygarg, and the wild ox, and the chamois. از همه مرغان طاهر بخورید. bible_en_fa And every beast that parteth the hoof, and cleaveth the cleft into two claws, and cheweth the cud among the beasts, that ye shall eat. و این است آنهایی که نخورید: عقاب و استخوان خوار و نسربحر، bible_en_fa Nevertheless these ye shall not eat of them that chew the cud, or of them that divide the cloven hoof; as the camel, and the hare, and the coney: for they chew the cud, but divide not the hoof; therefore they are unclean unto you. و لاشخوار و شاهین و کرکس به اجناس آن؛ bible_en_fa And the swine, because it divideth the hoof, yet cheweth not the cud, it is unclean unto you: ye shall not eat of their flesh, nor touch their dead carcase. و هر غراب به اجناس آن؛ bible_en_fa These ye shall eat of all that are in the waters: all that have fins and scales shall ye eat: و شترمرغ وجغد و مرغ دریایی و باز، به اجناس آن؛ bible_en_fa And whatsoever hath not fins and scales ye may not eat; it is unclean unto you. و بوم و بوتیمار و قاز؛ bible_en_fa Of all clean birds ye shall eat. و قائت و رخم و غواص؛ bible_en_fa But these are they of which ye shall not eat: the eagle, and ossifrage, and the ospray, ولقلق و کلنک، به اجناس آن؛ و هدهد و شبپره. bible_en_fa And the glede, and the kite, and the vulture after his kind, و همه حشرات بالدار برای شما نجس‌اند؛ خورده نشوند. bible_en_fa And every raven after his kind, اما از همه مرغان طاهربخورید. bible_en_fa And the owl, and the night hawk, and the cuckow, and the hawk after his kind, هیچ میته مخورید؛ به غریبی که درون دروازه های تو باشد بده تا بخورد، یا به اجنبی بفروش، زیرا که تو برای یهوه، خدایت، قوم مقدس هستی و بزغاله را در شیر مادرش مپز. bible_en_fa The little owl, and the great owl, and the swan, عشر تمامی محصولات مزرعه خود را که سال به سال از زمین برآید، البته بده. bible_en_fa And the pelican, and the gier eagle, and the cormorant, و به حضور یهوه خدایت در مکانی که برگزیند تا نام خود را در آنجا ساکن سازد، عشر غله و شیره وروغن خود را و نخست زادگان رمه و گله خویش را بخور، تا بیاموزی که از یهوه خدایت همه اوقات بترسی. bible_en_fa And the stork, and the heron after her kind, and the lapwing, and the bat. و اگر راه از برایت دور باشد که آن را نمی توانی برد، و آن مکانی که یهوه، خدایت، خواهد برگزید تا نام خود را در آن بگذارد، وقتی که یهوه، خدایت، تو را برکت دهد، از تو دور باشد. bible_en_fa And every creeping thing that flieth is unclean unto you: they shall not be eaten. پس آن را به نقره بفروش و نقره را بدست خود گرفته، به مکانی که یهوه خدایت برگزیند، برو. bible_en_fa But of all clean fowls ye may eat. و نقره را برای هرچه دلت می‌خواهد از گاو و گوسفند و شراب و مسکرات و هرچه دلت از تو بطلبد، بده، و در آنجا بحضوریهوه، خدایت، بخور و خودت با خاندانت شادی نما. bible_en_fa Ye shall not eat of any thing that dieth of itself: thou shalt give it unto the stranger that is in thy gates, that he may eat it; or thou mayest sell it unto an alien: for thou art an holy people unto the LORD thy God. Thou shalt not seethe a kid in his mother's milk. و لاوی‌ای را که اندرون دروازه هایت باشد، ترک منما چونکه او را با تو حصه و نصیبی نیست. bible_en_fa Thou shalt truly tithe all the increase of thy seed, that the field bringeth forth year by year. و در آخر هر سه سال تمام عشر محصول خود را در همان سال بیرون آورده، در اندرون دروازه هایت ذخیره نما.و لاوی چونکه با توحصه و نصیبی ندارد و غریب و یتیم و بیوه‌زنی که درون دروازه هایت باشند، بیایند و بخورند و سیرشوند، تا یهوه، خدایت، تو را در همه اعمال دستت که می‌کنی، برکت دهد. bible_en_fa And thou shalt eat before the LORD thy God, in the place which he shall choose to place his name there, the tithe of thy corn, of thy wine, and of thine oil, and the firstlings of thy herds and of thy flocks; that thou mayest learn to fear the LORD thy God always. و لاوی چونکه با توحصه و نصیبی ندارد و غریب و یتیم و بیوه‌زنی که درون دروازه هایت باشند، بیایند و بخورند و سیرشوند، تا یهوه، خدایت، تو را در همه اعمال دستت که می‌کنی، برکت دهد. bible_en_fa And if the way be too long for thee, so that thou art not able to carry it; or if the place be too far from thee, which the LORD thy God shall choose to set his name there, when the LORD thy God hath blessed thee: و در آخر هر هفت سال، انفکاک نمایی. bible_en_fa Then shalt thou turn it into money, and bind up the money in thine hand, and shalt go unto the place which the LORD thy God shall choose: و قانون انفکاک این باشد، هرطلبکاری قرضی را که به همسایه خود داده باشدمنفک سازد، و از همسایه و برادر خود مطالبه نکند، چونکه انفکاک خداوند اعلان شده است. bible_en_fa And thou shalt bestow that money for whatsoever thy soul lusteth after, for oxen, or for sheep, or for wine, or for strong drink, or for whatsoever thy soul desireth: and thou shalt eat there before the LORD thy God, and thou shalt rejoice, thou, and thine household, از غریب مطالبه توانی کرد، اما هرآنچه از مال تو نزد برادرت باشد، دست تو آن را منفک سازد. bible_en_fa And the Levite that is within thy gates; thou shalt not forsake him; for he hath no part nor inheritance with thee. تا نزد تو هیچ فقیر نباشد، زیرا که خداوند تو رادر زمینی که یهوه، خدایت، برای نصیب و ملک به تو می‌دهد، البته برکت خواهد داد، bible_en_fa At the end of three years thou shalt bring forth all the tithe of thine increase the same year, and shalt lay it up within thy gates: اگر قول یهوه، خدایت، را به دقت بشنوی تا متوجه شده، جمیع این اوامر را که من امروز به تو امر می‌فرمایم بجا آوری. bible_en_fa And the Levite, (because he hath no part nor inheritance with thee,) and the stranger, and the fatherless, and the widow, which are within thy gates, shall come, and shall eat and be satisfied; that the LORD thy God may bless thee in all the work of thine hand which thou doest. زیرا که یهوه، خدایت، تو را چنانکه گفته است برکت خواهد داد، و به امتهای بسیارقرض خواهی داد، لیکن تو مدیون نخواهی شد، وبر امتهای بسیار تسلط خواهی نمود، و ایشان برتو مسلط نخواهند شد. bible_en_fa At the end of every seven years thou shalt make a release. اگر نزد تو در یکی از دروازه هایت، در زمینی که یهوه، خدایت، به تو می‌بخشد، یکی ازبرادرانت فقیر باشد، دل خود را سخت مساز، ودستت را بر برادر فقیر خود مبند. bible_en_fa And this is the manner of the release: Every creditor that lendeth ought unto his neighbour shall release it;he shall not exact it of his neighbour, or of his brother; because it is called the LORD's release. بلکه البته دست خود را بر او گشاده دار، و به قدر کفایت، موافق احتیاج او به او قرض بده. bible_en_fa Of a foreigner thou mayest exact it again: but that which is thine with thy brother thine hand shall release; و باحذر باش مبادا در دل تو فکر زشت باشد، و بگویی سال هفتم یعنی سال انفکاک نزدیک است، و چشم توبر برادر فقیر خود بد شده، چیزی به او ندهی و اواز تو نزد خداوند فریاد برآورده، برایت گناه باشد. bible_en_fa Save when there shall be no poor among you; for the LORD shall greatly bless thee in the land which the LORD thy God giveth thee for an inheritance to possess it: البته به او بدهی و دلت از دادنش آزرده نشود، زیرا که به عوض این کار یهوه، خدایت، تو را درتمامی کارهایت و هرچه دست خود را بر آن درازمی کنی، برکت خواهد داد. bible_en_fa Only if thou carefully hearken unto the voice of the LORD thy God, to observe to do all these commandments which I command thee this day. چونکه فقیر اززمینت معدوم نخواهد شد، بنابراین من تو را امرفرموده، می‌گویم البته دست خود را برای برادرمسکین و فقیر خود که در زمین تو باشند، گشاده دار. bible_en_fa For the LORD thy God blesseth thee, as he promised thee: and thou shalt lend unto many nations, but thou shalt not borrow; and thou shalt reign over many nations,but they shall not reign over thee. اگر مرد یا زن عبرانی از برادرانت به توفروخته شود، و او تو را شش سال خدمت نماید، پس در سال هفتم او را از نزد خود آزاد کرده، رها کن. bible_en_fa If there be among you a poor man of one of thy brethren within any of thy gates in thy land which the LORD thy God giveth thee, thou shalt not harden thine heart, nor shut thine hand from thy poor brother: و چون او را از نزد خود آزاد کرده، رهامی کنی، او را تهی‌دست روانه مساز. bible_en_fa But thou shalt open thine hand wide unto him, and shalt surely lend him sufficient for his need, in that which he wanteth. او را ازگله و خرمن و چرخشت خود البته زاد بده، به اندازه‌ای که یهوه، خدایت، تو را برکت داده باشدبه او بده. bible_en_fa Beware that there be not a thought in thy wicked heart, saying, The seventh year, the year of release, is at hand; and thine eye be evil against thy poor brother, and thou givest him nought; and he cry unto the LORD against thee, and it be sin unto thee. و بیادآور که تو در زمین مصر غلام بودی و یهوه، خدایت، تو را فدیه داد، بنابراین من امروز این را به تو امر می‌فرمایم، bible_en_fa Thou shalt surely give him, and thine heart shall not be grieved when thou givest unto him: because that for this thing the LORD thy God shall bless thee in all thy works, and in all that thou puttest thine hand unto. و اگر به توگوید از نزد تو بیرون نمی روم چونکه تو را وخاندان تو را دوست دارد و او را نزد تو خوش گذشته باشد، bible_en_fa For the poor shall never cease out of the land: therefore I command thee, saying, Thou shalt open thine hand wide unto thy brother, to thy poor, and to thy needy, in thy land. آنگاه درفشی گرفته، گوشش را باآن به دربدوز تا تو را غلام ابدی باشد، و با کنیزخود نیز چنین عمل نما. bible_en_fa And if thy brother, an Hebrew man, or an Hebrew woman , be sold unto thee, and serve thee six years; then in the seventh year thou shalt let him go free from thee. و چون او را از نزد خود آزاد کرده، رهامی کنی، بنظرت بد نیاید، زیرا که دو برابر اجرت اجیر، تو را شش سال خدمت کرده است. و یهوه خدایت در هرچه می‌کنی تو را برکت خواهد داد. bible_en_fa And when thou sendest him out free from thee, thou shalt not let him go away empty: همه نخست زادگان نرینه را که از رمه و گله تو زاییده شوند برای یهوه، خدای خود، تقدیس نما، و با نخست زاده گاو خود کار مکن ونخست زاده گوسفند خود را پشم مبر. bible_en_fa Thou shalt furnish him liberally out of thy flock, and out of thy floor, and out of thy winepress: of that wherewith the LORD thy God hath blessed thee thou shalt give unto him. آنها رابه حضور یهوه خدای خود در مکانی که خداوندبرگزیند، تو و اهل خانه ات سال به سال بخورید. bible_en_fa And thou shalt remember that thou wast a bondman in the land of Egypt, and the LORD thy God redeemed thee: therefore I command thee this thing to day. لیکن اگر عیبی داشته باشد، مثلا لنگ یا کور یاهر عیب دیگر، آن را برای یهوه خدایت ذبح مکن. bible_en_fa And it shall be, if he say unto thee, I will not go away from thee; because he loveth thee and thine house, because he is well with thee; آن را در اندرون دروازه هایت بخور، شخص نجس و شخص طاهر، آن را برابر مثل غزال و آهوبخورند.اما خونش را مخور. آن را مثل آب بر زمین بریز. bible_en_fa Then thou shalt take an aul, and thrust it through his ear unto the door, and he shall be thy servant for ever. And also unto thy maidservant thou shalt do likewise. اما خونش را مخور. آن را مثل آب بر زمین بریز. bible_en_fa It shall not seem hard unto thee, when thou sendest him away free from thee; for he hath been worth a double hired servant to thee, in serving thee six years: and the LORD thy God shall bless thee in all that thou doest. ماه ابیب را نگاهدار و فصح را به جهت یهوه، خدایت، بجا آور، زیرا که در ماه ابیب یهوه، خدایت، تو را از مصر در شب بیرون آورد. bible_en_fa All the firstling males that come of thy herd and of thy flock thou shalt sanctify unto the LORD thy God: thou shalt do no work with the firstling of thy bullock, nor shear the firstling of thy sheep. پس فصح را از رمه و گله برای یهوه، خدایت، ذبح کن، در مکانی که خداوند برگزیند، تا نام خود را در آن ساکن سازد. bible_en_fa Thou shalt eat it before the LORD thy God year by year in the place which the LORD shall choose, thou and thy household. با آن، خمیرمایه مخور، هفت روز نان فطیر یعنی نان مشقت را باآن بخور، زیرا که به تعجیل از زمین مصر بیرون آمدی، تا روز خروج خود را از زمین مصر درتمامی روزهای عمرت بیاد آوری. bible_en_fa And if there be any blemish therein, as if it be lame, or blind, or have any ill blemish, thou shalt not sacrifice it unto the LORD thy God. پس هفت روز هیچ خمیرمایه در تمامی حدودت دیده نشود، و از گوشتی که در شام روز اول، ذبح می‌کنی چیزی تا صبح باقی نماند. bible_en_fa Thou shalt eat it within thy gates: the unclean and the clean person shall eat it alike, as the roebuck, and as the hart. فصح را درهر یکی از دروازه هایت که یهوه خدایت به تومی دهد، ذبح نتوانی کرد. bible_en_fa Only thou shalt not eat the blood thereof; thou shalt pour it upon the ground as water. بلکه در مکانی که یهوه، خدایت، برگزیند تا نام خود را در آن ساکن سازد، در آنجا فصح را در شام، وقت غروب آفتاب، هنگام بیرون آمدنت از مصر ذبح کن. bible_en_fa Observe the month of Abib, and keep the passover unto the LORD thy God: for in the month of Abib the LORD thy God brought thee forth out of Egypt by night. وآن را در مکانی که یهوه، خدایت، برگزیند بپز وبخور و بامدادان برخاسته، به خیمه هایت برو. bible_en_fa Thou shalt therefore sacrifice the passover unto the LORD thy God, of the flock and the herd, in the place which the LORD shall choose to place his name there. شش روز نان فطیر بخور، و در روز هفتم، جشن مقدس برای یهوه خدایت باشد، در آن هیچ کارمکن. bible_en_fa Thou shalt eat no leavened bread with it; seven days shalt thou eat unleavened bread therewith, even the bread of affliction; for thou camest forth out of the land of Egypt in haste: that thou mayest remember the day when thou camest forth out of the land of Egypt all the days of thy life. هفت هفته برای خود بشمار. از ابتدای نهادن داس در زرع خود، شمردن هفت هفته را شروع کن. bible_en_fa And there shall be no leavened bread seen with thee in all thy coast seven days; neither shall there anything of the flesh, which thou sacrificedst the first day at even, remain all night until the morning. و عید هفته‌ها را با هدیه نوافل دست خودنگاهدار و آن را به اندازه برکتی که یهوه خدایت به تو دهد، بده. bible_en_fa Thou mayest not sacrifice the passover within any of thy gates, which the LORD thy God giveth thee: و به حضور یهوه، خدایت، شادی نما تو و پسرت و دخترت و غلامت و کنیزت ولاوی که درون دروازه هایت باشد و غریب و یتیم و بیوه‌زنی که در میان تو باشند، در مکانی که یهوه خدایت برگزیند تا نام خود را در آن ساکن گرداند. bible_en_fa But at the place which the LORD thy God shall choose to place his name in, there thou shalt sacrifice the passover at even, at the going down of the sun, at the season that thou camest forth out of Egypt. و بیاد آور که در مصر غلام بودی، پس متوجه شده، این فرایض را بجا آور. bible_en_fa And thou shalt roast and eat it in the place which the LORD thy God shall choose: and thou shalt turn in the morning, and go unto thy tents. عید خیمه‌ها را بعد از جمع کردن حاصل ازخرمن، و چرخشت خود هفت روز نگاهدار. bible_en_fa Six days thou shalt eat unleavened bread: and on the seventh day shall be a solemn assembly to the LORD thy God: thou shalt do no work therein. ودر عید خود شادی نما، تو و پسرت و دخترت وغلامت و کنیزت و لاوی و غریب و یتیم وبیوه‌زنی که درون دروازه هایت باشند. bible_en_fa Seven weeks shalt thou number unto thee: begin to number the seven weeks from such time as thou beginnest to put the sickle to the corn. هفت روز در مکانی که خداوند برگزیند، برای یهوه خدایت عید نگاه دار، زیرا که یهوه خدایت تو رادر همه محصولت و در تمامی اعمال دستت برکت خواهد داد، و بسیار شادمان خواهی بود. bible_en_fa And thou shalt keep the feast of weeks unto the LORD thy God with a tribute of a freewill offering of thine hand, which thou shalt give unto the LORD thy God, according as the LORD thy God hath blessed thee: سه مرتبه در سال جمیع ذکورانت به حضوریهوه خدایت در مکانی که او برگزیند حاضرشوند، یعنی در عید فطیر و عید هفته‌ها و عیدخیمه‌ها و به حضور خداوند تهی‌دست حاضرنشوند. bible_en_fa And thou shalt rejoice before the LORD thy God, thou, and thy son, and thy daughter, and thy manservant, and thy maidservant, and the Levite that is within thy gates, and the stranger, and the fatherless, and the widow, that are among you, in the place which the LORD thy God hath chosen to place his name there. هر کس به قدر قوه خود به اندازه برکتی که یهوه، خدایت، به تو عطا فرماید، بدهد. bible_en_fa And thou shalt remember that thou wast a bondman in Egypt: and thou shalt observe and do these statutes. داوران و سروران در جمیع دروازه هایی که یهوه، خدایت، به تو می‌دهد برحسب اسباط خود برایت تعیین نما، تا قوم را به حکم عدل، داوری نمایند. bible_en_fa Thou shalt observe the feast of tabernacles seven days, after that thou hast gathered in thy corn and thy wine: داوری را منحرف مساز و طرفداری منما و رشوه مگیر، زیرا که رشوه چشمان حکمارا کور می‌سازد و سخنان عادلان را کج می‌نماید. bible_en_fa And thou shalt rejoice in thy feast, thou, and thy son, and thy daughter, and thy manservant, and thy maidservant, and the Levite, the stranger, and the fatherless, and the widow, that are within thy gates. انصاف کامل را پیروی نما تا زنده مانی وزمینی را که یهوه خدایت به تو می‌دهد، مالک شوی. bible_en_fa Seven days shalt thou keep a solemn feast unto the LORD thy God in the place which the LORD shall choose: because the LORD thy God shall bless thee in all thine increase, and in all the works of thine hands, therefore thou shalt surely rejoice. اشیره‌ای از هیچ نوع درخت نزد مذبح یهوه، خدایت، که برای خود خواهی ساخت غرس منما.و ستونی برای خود نصب مکن زیرا یهوه خدایت آن را مکروه می‌دارد. bible_en_fa Three times in a year shall all thy males appear before the LORD thy God in the place which he shall choose; in the feast of unleavened bread, and in the feast of weeks, and in the feast of tabernacles: and they shall not appear before the LORD empty: و ستونی برای خود نصب مکن زیرا یهوه خدایت آن را مکروه می‌دارد. bible_en_fa Every man shall give as he is able, according to the blessing of the LORD thy God which he hath given thee. گاو یا گوسفندی که در آن عیب یا هیچ چیز بد باشد، برای یهوه خدای خودذبح منما، چونکه آن، نزد یهوه خدایت مکروه است. bible_en_fa Judges and officers shalt thou make thee in all thy gates, which the LORD thy God giveth thee, throughout thy tribes: and they shall judge the people with just judgment. اگر در میان تو، در یکی از دروازه هایت که یهوه خدایت به تو می‌دهد، مرد یا زنی پیدا شودکه در نظر یهوه، خدایت، کار ناشایسته نموده، ازعهد او تجاوز کند، bible_en_fa Thou shalt not wrest judgment; thou shalt not respect persons, neither take a gift: for a gift doth blind the eyes of the wise, and pervert the words of the righteous. و رفته خدایان غیر را عبادت کرده، سجده نماید، خواه آفتاب یا ماه یا هر یک از جنود آسمان که من امر نفرموده‌ام، bible_en_fa That which is altogether just shalt thou follow, that thou mayest live, and inherit the land which the LORD thy God giveth thee. و از آن اطلاع یافته، بشنوی، پس نیکو تفحص کن. واینک اگر راست و یقین باشد که این رجاست دراسرائیل واقع شده است، bible_en_fa Thou shalt not plant thee a grove of any trees near unto the altar of the LORD thy God, which thou shalt make thee. آنگاه آن مرد یا زن راکه این کار بد را در دروازه هایت کرده است، بیرون آور، و آن مرد یا زن را با سنگها سنگسار کن تابمیرند. bible_en_fa Neither shalt thou set thee up any image; which the LORD thy God hateth. از گواهی دو یا سه شاهد، آن شخصی که مستوجب مرگ است کشته شود؛ از گواهی یک نفر کشته نشود. bible_en_fa Thou shalt not sacrifice unto the LORD thy God any bullock, or sheep, wherein is blemish, or any evilfavouredness: for that is an abomination unto the LORD thy God. اولا دست شاهدان به جهت کشتنش بر او افراشته شود، و بعد از آن، دست تمامی قوم، پس بدی را از میان خود دورکرده‌ای. bible_en_fa If there be found among you, within any of thy gates which the LORD thy God giveth thee, man or woman, that hath wrought wickedness in the sight of the LORD thy God, in transgressing his covenant, اگر در میان تو امری که حکم بر آن مشکل شود به ظهور آید، در میان خون و خون، و درمیان دعوی و دعوی، و در میان ضرب و ضرب، از مرافعه هایی که در دروازه هایت واقع شود، آنگاه برخاسته، به مکانی که یهوه، خدایت، برگزیند، برو. bible_en_fa And hath gone and served other gods, and worshipped them, either the sun, or moon, or any of the host of heaven, which I have not commanded; و نزد لاویان کهنه و نزد داوری که در آن روزها باشد رفته، مسالت نما و ایشان تو رااز فتوای قضا مخبر خواهند ساخت. bible_en_fa And it be told thee, and thou hast heard of it, and inquired diligently, and, behold, it be true, and the thing certain, that such abomination is wrought in Israel: وبرحسب فتوایی که ایشان از مکانی که خداوندبرگزیند، برای تو بیان می‌کنند، عمل نما. وهوشیار باش تا موافق هر‌آنچه به تو تعلیم دهند، عمل نمایی. bible_en_fa Then shalt thou bring forth that man or that woman, which have committed that wicked thing, unto thy gates, even that man or that woman, and shalt stone them with stones, till they die. موافق مضمون شریعتی که به توتعلیم دهند، و مطابق حکمی که به تو گویند، عمل نما، و از فتوایی که برای تو بیان می‌کنند به طرف راست یا چپ تجاوز مکن. bible_en_fa At the mouth of two witnesses, or three witnesses, shall he that is worthy of death be put to death; but at the mouth of one witness he shall not be put to death. و شخصی که از روی تکبر رفتار نماید، و کاهنی را که به حضوریهوه، خدایت، به جهت خدمت در آنجامی ایستد یا داور را گوش نگیرد، آن شخص کشته شود. پس بدی را از میان اسرائیل دور کرده‌ای. bible_en_fa The hands of the witnesses shall be first upon him to put him to death, and afterward the hands of all the people. So thou shalt put the evil away from among you. و تمامی قوم چون این را بشنوند، خواهندترسید و بار دیگر از روی تکبر رفتار نخواهندنمود. bible_en_fa If there arise a matter too hard for thee in judgment, between blood and blood, between plea and plea, and between stroke and stroke, being matters of controversy within thy gates: then shalt thou arise, and get thee up into the place which the LORD thy God shall choose; چون به زمینی که یهوه، خدایت، به تومی دهد، داخل شوی و در آن تصرف نموده، ساکن شوی و بگویی مثل جمیع امتهایی که به اطراف منند پادشاهی بر خود نصب نمایم، bible_en_fa And thou shalt come unto the priests the Levites, and unto the judge that shall be in those days, and inquire; and they shall shew thee the sentence of judgment: البته پادشاهی را که یهوه خدایت برگزیند برخود نصب نما. یکی از برادرانت را بر خود پادشاه بساز، و مرد بیگانه‌ای را که از برادرانت نباشد، نمی توانی بر خود مسلط نمایی. bible_en_fa And thou shalt do according to the sentence, which they of that place which the LORD shall choose shall shew thee; and thou shalt observe to do according to all that they inform thee: لکن او برای خود اسبهای بسیار نگیرد، و قوم را به مصر پس نفرستد، تا اسبهای بسیار برای خود بگیرد، چونکه خداوند به شما گفته است بار دیگر به آن راه برنگردید. bible_en_fa According to the sentence of the law which they shall teach thee, and according to the judgment which they shall tell thee, thou shalt do: thou shalt not decline from the sentence which they shall shew thee, to the right hand, nor to the left. و برای خود زنان بسیار نگیرد، مبادا دلش منحرف شود، و نقره و طلا برای خودبسیار زیاده نیندوزد. bible_en_fa And the man that will do presumptuously, and will not hearken unto the priest that standeth to minister there before the LORD thy God, or unto the judge, even that man shall die: and thou shalt put away the evil from Israel. و چون بر تخت مملکت خود بنشیند، نسخه این شریعت را از آنچه از آن، نزد لاویان کهنه است برای خود در طوماری بنویسد. bible_en_fa And all the people shall hear, and fear, and do no more presumptuously. و آن نزد او باشد و همه روزهای عمرش آن را بخواند، تا بیاموزد که از یهوه خدای خود بترسد، و همه کلمات این شریعت و این فرایض را نگاه داشته، به عمل آورد.مبادا دل او بر برادرانش افراشته شود، و از این اوامر به طرف چپ یا راست منحرف شود، تا آنکه او وپسرانش در مملکت او در میان اسرائیل روزهای طویل داشته باشند. bible_en_fa When thou art come unto the land which the LORD thy God giveth thee, and shalt possess it, and shalt dwell therein, and shalt say, I will set a king over me, like as all the nations that are about me; مبادا دل او بر برادرانش افراشته شود، و از این اوامر به طرف چپ یا راست منحرف شود، تا آنکه او وپسرانش در مملکت او در میان اسرائیل روزهای طویل داشته باشند. bible_en_fa Thou shalt in any wise set him king over thee, whom the LORD thy God shall choose: one from among thy brethren shalt thou set king over thee: thou mayest not set a stranger over thee, which is not thy brother. لاویان کهنه و تمامی سبط لاوی راحصه و نصیبی با اسرائیل نباشد. bible_en_fa But he shall not multiply horses to himself, nor cause the people to return to Egypt, to the end that he should multiply horses: forasmuch as the LORD hath said unto you, Ye shall henceforth return no more that way. پس �یشان در میان برادران خود نصیب نخواهندداشت. خداوند نصیب ایشان است، چنانکه به ایشان گفته است. bible_en_fa Neither shall he multiply wives to himself, that his heart turn not away: neither shall he greatly multiply to himself silver and gold. و حق کاهنان از قوم، یعنی از آنانی که قربانی، خواه از گاو و خواه از گوسفندمی گذرانند، این است که دوش و دو بنا گوش وشکنبه را به کاهن بدهند. bible_en_fa And it shall be, when he sitteth upon the throne of his kingdom, that he shall write him a copy of this law in a book out of that which is before the priests the Levites: و نوبر غله و شیره وروغن خود و اول چین پشم گوسفند خود را به اوبده، bible_en_fa And it shall be with him, and he shall read therein all the days of his life: that he may learn to fear the LORD his God, to keep all the words of this law and these statutes, to do them: زیرا که یهوه، خدایت، او را از همه اسباطت برگزیده است، تا او و پسرانش همیشه بایستند و به نام خداوند خدمت نمایند. bible_en_fa That his heart be not lifted up above his brethren, and that he turn not aside from the commandment, to the right hand, or to the left: to the end that he may prolong his days in his kingdom, he, and his children, in the midst of Israel. و اگر احدی از لاویان از یکی ازدروازه هایت از هر جایی در اسرائیل که در آنجاساکن باشد آمده، به تمامی آرزوی دل خود به مکانی که خداوند برگزیند، برسد، bible_en_fa The priests the Levites, and all the tribe of Levi, shall have no part nor inheritance with Israel: they shall eat the offerings of the LORD made by fire, and his inheritance. پس به نام یهوه خدای خود، مثل سایر برادرانش از لاویانی که در آنجا به حضور خداوند می‌ایستند، خدمت نماید. bible_en_fa Therefore shall they have no inheritance among their brethren: the LORD is their inheritance, as he hath said unto them. حصه های برابر بخورند، سوای آنچه ازارثیت خود بفروشد. bible_en_fa And this shall be the priest's due from the people, from them that offer a sacrifice, whether it be ox or sheep; and they shall give unto the priest the shoulder, and the two cheeks, and the maw. چون به زمینی که یهوه، خدایت، به تومی دهد داخل شوی، یاد مگیر که موافق رجاسات آن امتها عمل نمایی. bible_en_fa The firstfruit also of thy corn, of thy wine, and of thine oil, and the first of the fleece of thy sheep, shalt thou give him. و در میان تو کسی یافت نشود که پسر یا دختر خود را از آتش بگذرانند، ونه فالگیر و نه غیب گو و نه افسونگر و نه جادوگر، bible_en_fa For the LORD thy God hath chosen him out of all thy tribes, to stand to minister in the name of the LORD, him and his sons for ever. و نه ساحر و نه سوال کننده از اجنه و نه رمال ونه کسی‌که از مردگان مشورت می‌کند. bible_en_fa And if a Levite come from any of thy gates out of all Israel, where he sojourned, and come with all the desire of his mind unto the place which the LORD shall choose; زیرا هرکه این کارها را کند، نزد خداوند مکروه است وبه‌سبب این رجاسات، یهوه، خدایت، آنها را ازحضور تو اخراج می‌کند. bible_en_fa Then he shall minister in the name of the LORD his God, as all his brethren the Levites do, which stand there before the LORD. نزد یهوه، خدایت، کامل باش. bible_en_fa They shall have like portions to eat, beside that which cometh of the sale of his patrimony. زیرا این امتهایی که تو آنها را بیرون می‌کنی به غیب گویان و فالگیران گوش می‌گیرند، و اما یهوه، خدایت، تو را نمی گذارد که چنین بکنی. bible_en_fa When thou art come into the land which the LORD thy God giveth thee, thou shalt not learn to do after the abominations of those nations. یهوه، خدایت، نبی‌ای را از میان تو ازبرادرانت، مثل من برای تو مبعوث خواهدگردانید، او را بشنوید. bible_en_fa There shall not be found among you any one that maketh his son or his daughter to pass through the fire, or that useth divination, or an observer of times, or an enchanter, or a witch, موافق هر‌آنچه درحوریب در روز اجتماع از یهوه خدای خودمسالت نموده، گفتی: «آواز یهوه خدای خود رادیگر نشنوم، و این آتش عظیم را دیگر نبینم، مبادابمیرم.» bible_en_fa Or a charmer, or a consulter with familiar spirits, or a wizard, or a necromancer. و خداوند به من گفت: «آنچه گفتندنیکو گفتند. bible_en_fa For all that do these things are an abomination unto the LORD: and because of these abominations the LORD thy God doth drive them out from before thee. نبی‌ای را برای ایشان از میان برادران ایشان مثل تو مبعوث خواهم کرد، و کلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر‌آنچه به اوامر فرمایم به ایشان خواهد گفت. bible_en_fa Thou shalt be perfect with the LORD thy God. و هر کسی‌که سخنان مرا که او به اسم من گوید نشنود، من ازاو مطالبه خواهم کرد. bible_en_fa For these nations, which thou shalt possess, hearkened unto observers of times, and unto diviners: but as for thee, the LORD thy God hath not suffered thee so to do. و اما نبی‌ای که جسارت نموده، به اسم من سخن گوید که به گفتنش امرنفرمودم، یا به اسم خدایان غیر سخن گوید، آن نبی البته کشته شود.» bible_en_fa The LORD thy God will raise up unto thee a Prophet from the midst of thee, of thy brethren, like unto me; unto him ye shall hearken; و اگر در دل خود گویی: «سخنی را که خداوند نگفته است، چگونه تشخیص نماییم.»هنگامی که نبی به اسم خداوند سخن گوید، اگر آن چیز واقع نشود و به انجام نرسد، این امری است که خداوند نگفته است، بلکه آن نبی آن را از روی تکبر گفته است.پس از او نترس. bible_en_fa According to all that thou desiredst of the LORD thy God in Horeb in the day of the assembly, saying, Let me not hear again the voice of the LORD my God, neither let me see this great fire any more, that I die not. هنگامی که نبی به اسم خداوند سخن گوید، اگر آن چیز واقع نشود و به انجام نرسد، این امری است که خداوند نگفته است، بلکه آن نبی آن را از روی تکبر گفته است.پس از او نترس. bible_en_fa And the LORD said unto me, They have well spoken that which they have spoken. وقتی که خدایت این امتها را که یهوه، خدایت، زمین ایشان را به تو می‌دهدمنقطع سازد، و تو وارث ایشان شده، در شهرها وخانه های ایشان ساکن شوی، bible_en_fa I will raise them up a Prophet from among their brethren, like unto thee, and will put my words in his mouth; and he shall speak unto them all that I shall command him. پس سه شهر رابرای خود در میان زمینی که یهوه، خدایت، به جهت ملکیت به تو می‌دهد، جدا کن. bible_en_fa And it shall come to pass, that whosoever will not hearken unto my words which he shall speak in my name, I will require it of him. شاهراه رابرای خود درست کن، و حدود زمین خود را که یهوه خدایت برای تو تقسیم می‌کند، سه قسمت کن، تا هر قاتلی در آنجا فرار کند. bible_en_fa But the prophet, which shall presume to speak a word in my name, which I have not commanded him to speak, or that shall speak in the name of other gods, even that prophet shall die. و این است حکم قاتلی که به آنجا فرار کرده، زنده ماند، هر‌که همسایه خود را نادانسته بکشد، و قبل از آن از او بغض نداشت. bible_en_fa And if thou say in thine heart, How shall we know the word which the LORD hath not spoken? مثل کسی‌که باهمسایه خود برای بریدن درخت در جنگل برود، و دستش برای قطع نمودن درخت تبر را بلند کند، و آهن از دسته بیرون رفته، به همسایه‌اش بخوردتا بمیرد، پس به یکی از آن شهرها فرار کرده، زنده ماند. bible_en_fa When a prophet speaketh in the name of the LORD, if the thing follow not, nor come to pass, that is the thing which the LORD hath not spoken, but the prophet hath spoken it presumptuously: thou shalt not be afraid of him. مبادا ولی خون وقتی که دلش گرم است قاتل را تعاقب کند، و به‌سبب مسافت راه به وی رسیده، او را بکشد، و او مستوجب موت نباشد، چونکه او را پیشتر بغض نداشت. bible_en_fa When the LORD thy God hath cut off the nations, whose land the LORD thy God giveth thee, and thou succeedest them, and dwellest in their cities, and in their houses; از این جهت من تو را امر فرموده، گفتم برای خود سه شهر جداکن. bible_en_fa Thou shalt separate three cities for thee in the midst of thy land, which the LORD thy God giveth thee to possess it. و اگر یهوه، خدایت، حدود تو را به طوری که به پدرانت قسم خورده است وسیع گرداند، وتمامی زمین را به تو عطا فرماید، که به دادن آن به پدرانت وعده داده است، bible_en_fa Thou shalt prepare thee a way, and divide the coasts of thy land, which the LORD thy God giveth thee to inherit, into three parts, that every slayer may flee thither. و اگر تمامی این اوامررا که من امروز به تو می‌فرمایم نگاه داشته، بجا آوری که یهوه خدای خود را دوست داشته، به طریقهای او دائم سلوک نمایی، آنگاه سه شهردیگر بر این سه برای خود مزید کن. bible_en_fa And this is the case of the slayer, which shall flee thither, that he may live: Whoso killeth his neighbour ignorantly, whom he hated not in time past; تا خون بی‌گناه در زمینی که یهوه خدایت برای ملکیت به تو می‌دهد، ریخته نشود، و خون بر گردن تونباشد. bible_en_fa As when a man goeth into the wood with his neighbour to hew wood, and his hand fetcheth a stroke with the axe to cut down the tree, and the head slippeth from the helve, and lighteth upon his neighbour, that he die; he shall flee unto one of those cities, and live: لیکن اگر کسی همسایه خود را بغض داشته، در کمین او باشد و بر او برخاسته، او راضرب مهلک بزند که بمیرد، و به یکی از این شهرها فرار کند، bible_en_fa Lest the avenger of the blood pursue the slayer, while his heart is hot, and overtake him, because the way is long, and slay him; whereas he was not worthy of death, inasmuch as he hated him not in time past. آنگاه مشایخ شهرش فرستاده، او را از آنجا بگیرند، و او را به‌دست ولی خون تسلیم کنند، تا کشته شود. bible_en_fa Wherefore I command thee, saying, Thou shalt separate three cities for thee. چشم تو بر اوترحم نکند، تا خون بی‌گناهی را از اسرائیل دورکنی، و برای تو نیکو باشد. bible_en_fa And if the LORD thy God enlarge thy coast, as he hath sworn unto thy fathers, and give thee all the land which he promised to give unto thy fathers; حد همسایه خود را که پیشینیان گذاشته‌اند، در ملک تو که به‌دست تو خواهد آمد، در زمینی که یهوه خدایت برای تصرفش به تومی دهد، منتقل مساز. bible_en_fa If thou shalt keep all these commandments to do them, which I command thee this day, to love the LORD thy God, and to walk ever in his ways; then shalt thou add three cities more for thee, beside these three: یک شاهد بر کسی برنخیزد، به هر تقصیر وهر گناه از جمیع گناهانی که کرده باشد، به گواهی دو شاهد یا به گواهی سه شاهد هر امری ثابت شود. bible_en_fa That innocent blood be not shed in thy land, which the LORD thy God giveth thee for an inheritance, and so blood be upon thee. اگر شاهد کاذبی بر کسی برخاسته، به معصیتش شهادت دهد، bible_en_fa But if any man hate his neighbour, and lie in wait for him, and rise up against him, and smite him mortally that he die, and fleeth into one of these cities: آنگاه هر دو شخصی که منازعه در میان ایشان است، به حضور خداوندو به حضور کاهنان و داورانی که در آن زمان باشند، حاضر شوند. bible_en_fa Then the elders of his city shall send and fetch him thence, and deliver him into the hand of the avenger of blood, that he may die. و داوران، نیکو تفحص نمایند، و اینک اگر شاهد، شاهد کاذب است و بربرادر خود شهادت دروغ داده باشد، bible_en_fa Thine eye shall not pity him, but thou shalt put away the guilt of innocent blood from Israel, that it may go well with thee. پس به طوری که او خواست با برادر خود عمل نماید با او همان طور رفتار نمایند، تا بدی را از میان خوددور نمایی. bible_en_fa Thou shalt not remove thy neighbour's landmark, which they of old time have set in thine inheritance, which thou shalt inherit in the land that the LORD thy God giveth thee to possess it. و چون بقیه مردمان بشنوند، خواهند ترسید، و بعد از آن مثل این کار زشت درمیان شما نخواهند کرد.و چشم تو ترحم نکند، جان به عوض جان، و چشم به عوض چشم، و دندان به عوض دندان، و دست به عوض دست و پا به عوض پا. bible_en_fa One witness shall not rise up against a man for any iniquity, or for any sin, in any sin that he sinneth: at the mouth of two witnesses, or at the mouth of three witnesses, shall the matter be established. و چشم تو ترحم نکند، جان به عوض جان، و چشم به عوض چشم، و دندان به عوض دندان، و دست به عوض دست و پا به عوض پا. bible_en_fa If a false witness rise up against any man to testify against him that which is wrong; چون برای مقاتله با دشمن خود بیرون روی، و اسبها و ارابه‌ها و قومی را زیاده از خودبینی، از ایشان مترس زیرا یهوه خدایت که تو را از زمین مصر برآورده است، با توست. bible_en_fa Then both the men, between whom the controversy is, shall stand before the LORD, before the priests and the judges, which shall be in those days; وچون به جنگ نزدیک شوید آنگاه کاهن پیش آمده، قوم را مخاطب سازد. bible_en_fa And the judges shall make diligent inquisition: and, behold, if the witness be a false witness, and hath testified falsely against his brother; و ایشان را گوید: «ای اسرائیل بشنوید شما امروز برای مقاتله بادشمنان خود پیش می‌روید، دل شما ضعیف نشود، و از ایشان ترسان و لرزان و هراسان مباشید. bible_en_fa Then shall ye do unto him, as he had thought to have done unto his brother: so shalt thou put the evil away from among you. زیرا یهوه، خدای شما، با شما می‌رود، تا برای شما با دشمنان شما جنگ کرده شما رانجات دهد.» bible_en_fa And those which remain shall hear, and fear, and shall henceforth commit no more any such evil among you. و سروران، قوم را خطاب کرده، گویند: «کیست که خانه نو بنا کرده، آن راتخصیص نکرده است؛ او روانه شده، به خانه خودبرگردد، مبادا در جنگ بمیرد و دیگری آن راتخصیص نماید. bible_en_fa And thine eye shall not pity; but life shall go for life, eye for eye, tooth for tooth, hand for hand, foot for foot. و کیست که تاکستانی غرس نموده، آن را حلال نکرده است؛ او روانه شده، به خانه خود برگردد، مبادا در جنگ بمیرد، ودیگری آن را حلال کند. bible_en_fa When thou goest out to battle against thine enemies, and seest horses, and chariots, and a people more than thou, be not afraid of them: for the LORD thy God is with thee, which brought thee up out of the land of Egypt. و کیست که دختری نامزد کرده، به نکاح در نیاورده است، او روانه شده، به خانه خود برگردد، مبادا در جنگ بمیرد ودیگری او را به نکاح درآورد.» bible_en_fa And it shall be, when ye are come nigh unto the battle, that the priest shall approach and speak unto the people, و سروران نیزقوم را خطاب کرده، گویند: «کیست که ترسان وضعیف دل است؛ او روانه شده، به خانه‌اش برگردد، مبادا دل برادرانش مثل دل او گداخته شود.» bible_en_fa And shall say unto them, Hear, O Israel, ye approach this day unto battle against your enemies: let not your hearts faint, fear not, and do not tremble, neither be ye terrified because of them; و چون سروران از تکلم نمودن به قوم فارغ شوند، بر سر قوم، سرداران لشکر مقررسازند. bible_en_fa For the LORD your God is he that goeth with you, to fight for you agginst your enemies, to save you. چون به شهری نزدیک آیی تا با آن جنگ نمایی، آن را برای صلح ندا بکن. bible_en_fa And the officers shall speak unto the people, saying, What man is there that hath built a new house, and hath not dedicated it? let him go and return to his house, lest he die in the battle, and another man dedicate it. و اگر تو راجواب صلح بدهد، و دروازه‌ها را برای توبگشاید، آنگاه تمامی قومی که در آن یافت شوند، به تو جزیه دهند و تو را خدمت نمایند. bible_en_fa And what man is he that hath planted a vineyard, and hath not yet eaten of it? let him also go and return unto his house, lest he die in the battle, and another man eat of it. و اگر باتو صلح نکرده، با تو جنگ نمایند، پس آن رامحاصره کن. bible_en_fa And what man is there that hath betrothed a wife, and hath not taken her? let him go and return unto his house, lest he die in the battle, and another man take her. و چون یهوه، خدایت، آن را به‌دست تو بسپارد، جمیع ذکورانش را به دم شمشیربکش. bible_en_fa And the officers shall speak further unto the people, and they shall say, What man is there that is fearful and fainthearted? let him go and return unto his house, lest his brethren's heart faint as well as his heart. لیکن زنان و اطفال و بهایم و آنچه درشهر باشد، یعنی تمامی غنیمتش را برای خود به تاراج ببر، و غنایم دشمنان خود را که یهوه خدایت به تو دهد، بخور. bible_en_fa And it shall be, when the officers have made an end of speaking unto the people, that they shall make captains of the armies to lead the people. به همه شهرهایی که از تو بسیار دورند که از شهرهای این امتها نباشند، چنین رفتار نما. bible_en_fa When thou comest nigh unto a city to fight against it, then proclaim peace unto it. اما از شهرهای این امتهایی که یهوه، خدایت، تو را به ملکیت می‌دهد، هیچ ذی نفس را زنده مگذار. bible_en_fa And it shall be, if it make thee answer of peace, and open unto thee, then it shall be, that all the people that is found therein shall be tributaries unto thee, and they shall serve thee. بلکه ایشان را، یعنی حتیان و اموریان و کنعانیان و فرزیان و حویان ویبوسیان را، چنانکه یهوه، خدایت، تو را امرفرموده است، بالکل هلاک ساز. bible_en_fa And if it will make no peace with thee, but will make war against thee, then thou shalt besiege it: تا شما راتعلیم ندهند که موافق همه رجاساتی که ایشان باخدایان خود عمل می‌نمودند، عمل نمایید. و به یهوه، خدای خود، گناه کنید. bible_en_fa And when the LORD thy God hath delivered it into thine hands, thou shalt smite every male thereof with the edge of the sword: چون برای گرفتن شهری با آن جنگ کنی، وآن را روزهای بسیار محاصره نمایی، تبر بر درختهایش مزن و آنها را تلف مساز. چونکه ازآنها می‌خوری پس آنها را قطع منما، زیرا آیادرخت صحرا انسان است تا آن را محاصره نمایی؟و اما درختی که میدانی درختی نیست که از آن خورده شود آن را تلف ساخته، قطع نما وسنگری بر شهری که با تو جنگ می‌کند، بنا کن تامنهدم شود. bible_en_fa But the women, and the little ones, and the cattle, and all that is in the city, even all the spoil thereof, shalt thou take unto thyself; and thou shalt eat the spoil of thine enemies, which the LORD thy God hath given thee. و اما درختی که میدانی درختی نیست که از آن خورده شود آن را تلف ساخته، قطع نما وسنگری بر شهری که با تو جنگ می‌کند، بنا کن تامنهدم شود. bible_en_fa Thus shalt thou do unto all the cities which are very far off from thee, which are not of the cities of these nations. اگر در زمینی که یهوه، خدایت، برای تصرفش به تو می‌دهد مقتولی درصحرا افتاده، پیدا شود و معلوم نباشد که قاتل اوکیست، bible_en_fa But of the cities of these people, which the LORD thy God doth give thee for an inheritance, thou shalt save alive nothing that breatheth: آنگاه مشایخ و داوران تو بیرون آمده، مسافت شهرهایی را که در اطراف مقتول است، بپیمایند. bible_en_fa But thou shalt utterly destroy them; namely, the Hittites, and the Amorites, the Canaanites, and the Perizzites, the Hivites, and the Jebusites; as the LORD thy God hath commanded thee: و اما شهری که نزدیک تر به مقتول است، مشایخ آن شهر گوساله رمه را که با آن خیش نزده، و یوغ به آن نبسته‌اند، بگیرند. bible_en_fa That they teach you not to do after all their abominations, which they have done unto their gods; so should ye sin against the LORD your God. ومشایخ آن شهر آن گوساله را در وادی‌ای که آب در آن همیشه جاری باشد و در آن خیش نزده، وشخم نکرده باشند، فرود آورند، و آنجا در وادی، گردن گوساله را بشکنند. bible_en_fa When thou shalt besiege a city a long time, in making war against it to take it, thou shalt not destroy the trees thereof by forcing an axe against them: for thou mayest eat of them, and thou shalt not cut them down (for the tree of the field is man's life) to employ them in the siege: و بنی لاوی کهنه نزدیک بیایند، چونکه یهوه خدایت ایشان رابرگزیده است تا او را خدمت نمایند، و به نام خداوند برکت دهند، و برحسب قول ایشان هرمنازعه و هر آزاری فیصل پذیرد. bible_en_fa Only the trees which thou knowest that they be not trees for meat, thou shalt destroy and cut them down; and thou shalt build bulwarks against the city that maketh war with thee, until it be subdued. و جمیع مشایخ آن شهری که نزدیک تر به مقتول است، دستهای خود را بر گوساله‌ای که گردنش در وادی شکسته شده است، بشویند. bible_en_fa If one be found slain in the land which the LORD thy God giveth thee to possess it, lying in the field, and it be not known who hath slain him: و جواب داده، بگویند: «دستهای ما این خون را نریخته، وچشمان ما ندیده است. bible_en_fa Then thy elders and thy judges shall come forth, and they shall measure unto the cities which are round about him that is slain: ‌ای خداوند قوم خوداسرائیل را که فدیه داده‌ای بیامرز، و مگذار که خون بی‌گناه در میان قوم تو اسرائیل بماند.» پس خون برای ایشان عفو خواهد شد. bible_en_fa And it shall be, that the city which is next unto the slain man, even the elders of that city shall take an heifer, which hath not been wrought with, and which hath not drawn in the yoke; پس خون بی‌گناه را از میان خود رفع کرده‌ای هنگامی که آنچه در نظر خداوند راست است به عمل آورده‌ای. bible_en_fa And the elders of that city shall bring down the heifer unto a rough valley, which is neither eared nor sown, and shall strike off the heifer's neck there in the valley: چون بیرون روی تا با دشمنان خود جنگ کنی، و یهوه خدایت ایشان را به‌دستت تسلیم نماید و ایشان را اسیر کنی، bible_en_fa And the priests the sons of Levi shall come near; for them the LORD thy God hath chosen to minister unto him, and to bless in the name of the LORD; and by their word shall every controversy and every stroke be tried: و در میان اسیران زن خوب صورتی دیده، عاشق او بشوی وبخواهی او را به زنی خود بگیری، bible_en_fa And all the elders of that city, that are next unto the slain man, shall wash their hands over the heifer that is beheaded in the valley: پس او را به خانه خود ببر و او سر خود را بتراشد و ناخن خودرا بگیرد. bible_en_fa And they shall answer and say, Our hands have not shed this blood, neither have our eyes seen it. و رخت اسیری خود را بیرون کرده، در خانه تو بماند، و برای پدر و مادر خود یک ماه ماتم گیرد، و بعد از آن به او درآمده، شوهر او بشوو او زن تو خواهد بود. bible_en_fa Be merciful, O LORD, unto thy people Israel, whom thou hast redeemed, and lay not innocent blood unto thy people of Israel's charge. And the blood shall be forgiven them. و اگر از وی راضی نباشی او را به خواهش دلش رها کن، لیکن او را به نقره هرگز مفروش و به او سختی مکن چونکه اورا ذلیل کرده‌ای. bible_en_fa So shalt thou put away the guilt of innocent blood from among you, when thou shalt do that which is right in the sight of the LORD. و اگر مردی را دو زن باشد یکی محبوبه ویکی مکروهه، و محبوبه و مکروهه هر دو برایش پسران بزایند، و پسر مکروهه نخست زاده باشد، bible_en_fa When thou goest forth to war against thine enemies, and the LORD thy God hath delivered them into thine hands, and thou hast taken them captive, پس در روزی که اموال خود را به پسران خویش تقسیم نماید، نمی تواند پسر محبوبه را برپسر مکروهه که نخست زاده است، حق نخست زادگی دهد. bible_en_fa And seest among the captives a beautiful woman, and hast a desire unto her, that thou wouldest have her to thy wife; بلکه حصه‌ای مضاعف ازجمیع اموال خود را به پسر مکروهه داده، او رانخست زاده خویش اقرار نماید، زیرا که او ابتدای قوت اوست و حق نخست زادگی از آن اومی باشد. bible_en_fa Then thou shalt bring her home to thine house; and she shall shave her head, and pare her nails; اگر کسی را پسری سرکش و فتنه انگیزباشد، که سخن پدر و سخن مادر خود را گوش ندهد، و هر‌چند او را تادیب نمایند ایشان رانشنود، bible_en_fa And she shall put the raiment of her captivity from off her, and shall remain in thine house, and bewail her father and her mother a full month: and after that thou shalt go in unto her, and be her husband, and she shall be thy wife. پدر و مادرش او را گرفته، نزد مشایخ شهرش به دروازه محله‌اش بیاورند. bible_en_fa And it shall be, if thou have no delight in her, then thou shalt let her go whither she will; but thou shalt not sell her at all for money, thou shalt not make merchandise of her, because thou hast humbled her. و به مشایخ شهرش گویند: «این پسر ما سرکش وفتنه انگیز است، سخن ما را نمی شنود و مسرف ومیگسار است.» bible_en_fa If a man have two wives, one beloved, and another hated, and they have born him children, both the beloved and the hated; and if the firstborn son be hers that was hated: پس جمیع اهل شهرش او را به سنگ سنگسار کنند تا بمیرد، پس بدی را از میان خود دور کرده‌ای و تمامی اسرائیل چون بشنوند، خواهند ترسید. bible_en_fa Then it shall be, when he maketh his sons to inherit that which he hath, that he may not make the son of the beloved firstborn before the son of the hated, which is indeed the firstborn: و اگر کسی گناهی را که مستلزم موت است، کرده باشد و کشته شود، و او را به دارکشیده باشی،بدنش در شب بر دار نماند. او راالبته در همان روز دفن کن، زیرا آنکه بر دارآویخته شود ملعون خدا است تا زمینی را که یهوه، خدایت، تو را به ملکیت می‌دهد، نجس نسازی. bible_en_fa But he shall acknowledge the son of the hated for the firstborn, by giving him a double portion of all that he hath: for he is the beginning of his strength; the right of the firstborn is his. بدنش در شب بر دار نماند. او راالبته در همان روز دفن کن، زیرا آنکه بر دارآویخته شود ملعون خدا است تا زمینی را که یهوه، خدایت، تو را به ملکیت می‌دهد، نجس نسازی. bible_en_fa If a man have a stubborn and rebellious son, which will not obey the voice of his father, or the voice of his mother, and that, when they have chastened him, will not hearken unto them: اگر گاو یا گوسفند برادر خود را گم شده بینی، از او رومگردان. آن را البته نزدبرادر خود برگردان. bible_en_fa Then shall his father and his mother lay hold on him, and bring him out unto the elders of his city, and unto the gate of his place; و اگر برادرت نزدیک تونباشد یا او را نشناسی، آن را به خانه خود بیاور ونزد تو بماند، تا برادرت آن را طلب نماید، آنگاه آن را به او رد نما. bible_en_fa And they shall say unto the elders of his city, This our son is stubborn and rebellious, he will not obey our voice; he is a glutton, and a drunkard. و به الاغ او چنین کن و به لباسش چنین عمل نما و به هر چیز گمشده برادرت که از او گم شود و یافته باشی چنین عمل نما، نمی توانی از او روگردانی. bible_en_fa And all the men of his city shall stone him with stones, that he die: so shalt thou put evil away from among you; and all Israel shall hear, and fear. اگر الاغ یا گاو برادرت را در راه افتاده بینی، از آن رومگردان، البته آن را با او برخیزان. bible_en_fa And if a man have committed a sin worthy of death, and he be to be put to death, and thou hang him on a tree: متاع مرد بر زن نباشد، و مرد لباس زن رانپوشد، زیرا هر‌که این کار را کند مکروه یهوه خدای توست. bible_en_fa His body shall not remain all night upon the tree, but thou shalt in any wise bury him that day; (for he that is hanged is accursed of God;) that thy land be not defiled, which the LORD thy God giveth thee for an inheritance. اگر اتفاق آشیانه مرغی در راه به نظر تو آید، خواه بر درخت یا بر زمین، و در آن بچه‌ها یاتخمها باشد، و مادر بر بچه‌ها یا تخمها نشسته، مادر را با بچه‌ها مگیر. bible_en_fa Thou shalt not see the brother's ox or his sheep go astray, and hide thyself from them: thou shalt in any case bring them again unto thy brother. مادر را البته رها کن وبچه‌ها را برای خود بگیر، تا برای تو نیکو شود وعمر دراز کنی. bible_en_fa And if thy brother be not nigh unto thee, or if thou know him not, then thou shalt bring it unto thine own house, and it shall be with thee until thy brother seek after it, and thou shalt restore it to him again. چون خانه نو بنا کنی، بر پشت بام خوددیواری بساز، مبادا کسی از آن بیفتد و خون برخانه خود بیاوری. bible_en_fa In like manner shalt thou do with his ass; and so shalt thou do with his raiment; and with all lost thing of thy brother's, which he hath lost, and thou hast found, shalt thou do likewise: thou mayest not hide thyself. در تاکستان خود دو قسم تخم مکار، مباداتمامی آن، یعنی هم تخمی که کاشته‌ای و هم محصول تاکستان، وقف شود. bible_en_fa Thou shalt not see thy brother's ass or his ox fall down by the way, and hide thyself from them: thou shalt surely help him to lift them up again. گاو و الاغ را با هم جفت کرده، شیار منما. bible_en_fa The woman shall not wear that which pertaineth unto a man, neither shall a man put on a woman's garment: for all that do so are abomination unto the LORD thy God. پارچه مختلط از پشم و کتان با هم مپوش. bible_en_fa If a bird's nest chance to be before thee in the way in any tree, or on the ground, whether they be young ones, or eggs, and the dam sitting upon the young, or upon the eggs, thou shalt not take the dam with the young: بر چهار گوشه رخت خود که خود را به آن می‌پوشانی، رشته‌ها بساز. bible_en_fa But thou shalt in any wise let the dam go, and take the young to thee; that it may be well with thee, and that thou mayest prolong thy days. اگر کسی برای خود زنی گیرد و چون بدودرآید، او را مکروه دارد. bible_en_fa When thou buildest a new house, then thou shalt make a battlement for thy roof, that thou bring not blood upon thine house, if any man fall from thence. و اسباب حرف بدونسبت داده، از او اسم بد شهرت دهد و گوید این زن را گرفتم و چون به او نزدیکی نمودم، او را باکره نیافتم. bible_en_fa Thou shalt not sow thy vineyard with divers seeds: lest the fruit of thy seed which thou hast sown, and the fruit of thy vineyard, be defiled. آنگاه پدر یا مادر آن دختر علامت بکارت دختر برداشته، نزد مشایخ شهر نزددروازه بیاورند. bible_en_fa Thou shalt not plow with an ox and an ass together. و پدر دختر به مشایخ بگوید: «دختر خود را به این مرد به زنی داده‌ام، و از اوکراهت دارد، bible_en_fa Thou shalt not wear a garment of divers sorts, as of woollen and linen together. و اینک اسباب حرف بدو نسبت داده، می‌گوید دختر تو را باکره نیافتم، و علامت بکارت دختر من این است.» پس جامه را پیش مشایخ شهر بگسترانند. bible_en_fa Thou shalt make thee fringes upon the four quarters of thy vesture, wherewith thou coverest thyself. پس مشایخ آن شهرآن مرد را گرفته، تنبیه کنند. bible_en_fa If any man take a wife, and go in unto her, and hate her, و او را صد مثقال نقره جریمه نموده، به پدر دختر بدهند چونکه برباکره اسرائیل بدنامی آورده است. و او زن وی خواهد بود و در تمامی عمرش نمی تواند او رارها کند. bible_en_fa And give occasions of speech against her, and bring up an evil name upon her, and say, I took this woman, and when I came to her, I found her not a maid: لیکن اگر این سخن راست باشد، و علامت بکارت آن دختر پیدا نشود، bible_en_fa Then shall the father of the damsel, and her mother, take and bring forth the tokens of the damsel's virginity unto the elders of the city in the gate: آنگاه دختر را نزددر خانه پدرش بیرون آورند، و اهل شهرش او رابا سنگ سنگسار نمایند تا بمیرد، چونکه در خانه پدر خود زنا کرده، در اسرائیل قباحتی نموده است. پس بدی را از میان خود دور کرده‌ای. bible_en_fa And the damsel's father shall say unto the elders, I gave my daughter unto this man to wife, and he hateth her; اگر مردی یافت شود که با زن شوهرداری همبستر شده باشد، پس هر دو یعنی مردی که بازن خوابیده است و زن، کشته شوند. پس بدی رااز اسرائیل دور کرده‌ای. bible_en_fa And, lo, he hath given occasions of speech against her, saying, I found not thy daughter a maid; and yet these are the tokens of my daughter's virginity. And they shall spread the cloth before the elders of the city. اگر دختر باکره‌ای به مردی نامزد شود ودیگری او را در شهر یافته، با او همبستر شود، bible_en_fa And the elders of that city shall take that man and chastise him; پس هر دو ایشان را نزد دروازه شهر بیرون آورده، ایشان را با سنگها سنگسار کنند تا بمیرند؛ اما دختر را چونکه در شهر بود و فریاد نکرد، ومرد را چونکه زن همسایه خود را ذلیل ساخت، پس بدی را از میان خود دور کرده‌ای. bible_en_fa And they shall amerce him in an hundred shekels of silver, and give them unto the father of the damsel, because he hath brought up an evil name upon a virgin of Israel: and she shall be his wife; he may not put her away all his days. اما اگر آن مرد دختری نامزد را در صحرایابد و آن مرد به او زور آورده، با او بخوابد، پس آن مرد که با او خوابیده، تنها کشته شود. bible_en_fa But if this thing be true, and the tokens of virginity be not found for the damsel: و اما بادختر هیچ مکن زیرا بر دختر، گناه مستلزم موت نیست، بلکه این مثل آن است که کسی بر همسایه خود برخاسته، او را بکشد. bible_en_fa Then they shall bring out the damsel to the door of her father's house, and the men of her city shall stone her with stones that she die: because she hath wrought folly in Israel, to play the whore in her father's house: so shalt thou put evil away from among you. چونکه او را درصحرا یافت و دختر نامزد فریاد برآورد و برایش رهاننده‌ای نبود. bible_en_fa If a man be found lying with a woman married to an husband, then they shall both of them die, both the man that lay with the woman, and the woman: so shalt thou put away evil from Israel. و اگر مردی دختر باکره‌ای را که نامزدنباشد بیابد و او را گرفته، با او همبستر شود وگرفتار شوند، bible_en_fa If a damsel that is a virgin be betrothed unto an husband, and a man find her in the city, and lie with her; آنکه آن مرد که با او خوابیده است پنجاه مثقال نقره به پدر دختر بدهد و آن دختر زن او باشد، چونکه او را ذلیل ساخته است و در تمامی عمرش نمی تواند او را رها کند.هیچ‌کس زن پدر خود را نگیرد و دامن پدرخود را منکشف نسازد. bible_en_fa Then ye shall bring them both out unto the gate of that city, and ye shall stone them with stones that they die; the damsel, because she cried not, being in the city; and the man, because he hath humbled his neighbour's wife: so thou shalt put away evil from among you. هیچ‌کس زن پدر خود را نگیرد و دامن پدرخود را منکشف نسازد. bible_en_fa But if a man find a betrothed damsel in the field, and the man force her, and lie with her: then the man only that lay with her shall die: جماعت خداوند شخصی که کوبیده بیضه و آلت بریده باشد داخل جماعت خداوند نشود. bible_en_fa But unto the damsel thou shalt do nothing; there is in the damsel no sin worthy of death: for as when a man riseth against his neighbour, and slayeth him, even so is this matter: حرام زاده‌ای داخل جماعت خداوند نشود، حتی تا پشت دهم احدی از او داخل جماعت خداوند نشود. bible_en_fa For he found her in the field, and the betrothed damsel cried, and there was none to save her. عمونی و موآبی داخل جماعت خداوند نشوند. حتی تا پشت دهم، احدی ازایشان هرگز داخل جماعت خداوند نشود. bible_en_fa If a man find a damsel that is a virgin, which is not betrothed, and lay hold on her, and lie with her, and they be found; زیراوقتی که شما از مصر بیرون آمدید، شما را در راه به نان و آب استقبال نکردند، و از این جهت که بلعام بن بعور را از فتور ارام نهرین اجیر کردند تا تو را لعنت کند. bible_en_fa Then the man that lay with her shall give unto the damsel's father fifty shekels of silver, and she shall be his wife; because he hath humbled her, he may not put her away all his days. لیکن یهوه خدایت نخواست بلعام را بشنود، پس یهوه خدایت لعنت را به جهت تو، به برکت تبدیل نمود، چونکه یهوه خدایت تو را دوست می‌داشت. bible_en_fa A man shall not take his father's wife, nor discover his father's skirt. ابد در تمامی عمرت جویای خیریت و سعادت ایشان مباش. bible_en_fa He that is wounded in the stones, or hath his privy member cut off, shall not enter into the congregation of the LORD. ادومی را دشمن مدار چونکه برادر توست، ومصری را دشمن مدار چونکه در زمین وی غریب بودی. bible_en_fa A bastard shall not enter into the congregation of the LORD; even to his tenth generation shall he not enter into the congregation of the LORD. اولادی که از ایشان زاییده شوند درپشت سوم داخل جماعت خداوند شوند. bible_en_fa An Ammonite or Moabite shall not enter into the congregation of the LORD; even to their tenth generation shall they not enter into the congregation of the LORD for ever: چون در اردو به مقابله دشمنانت بیرون روی خویشتن را از هر چیز بد نگاه دار. bible_en_fa Because they met you not with bread and with water in the way, when ye came forth out of Egypt; and because they hired against thee Balaam the son of Beor of Pethor of Mesopotamia, to curse thee. اگر در میان شما کسی باشد که از احتلام شب نجس شود، از اردو بیرون رود و داخل اردونشود. bible_en_fa Nevertheless the LORD thy God would not hearken unto Balaam; but the LORD thy God turned the curse into a blessing unto thee, because the LORD thy God loved thee. چون شب نزدیک شود با آب غسل کند، و چون آفتاب غروب کند، داخل اردو شود. bible_en_fa Thou shalt not seek their peace nor their prosperity all thy days for ever. و تو را مکانی بیرون از اردو باشد تا به آنجابیرون روی. bible_en_fa Thou shalt not abhor an Edomite; for he is thy brother: thou shalt not abhor an Egyptian; because thou wast a stranger in his land. و در میان اسباب تو میخی باشد، و چون بیرون می‌نشینی با آن بکن و برگشته، فضله خود را از آن بپوشان. bible_en_fa The children that are begotten of them shall enter into the congregation of the LORD in their third generation. زیرا که یهوه خدایت درمیان اردوی تو می‌خرامد تا تو را رهایی داده، دشمنانت را به تو تسلیم نماید، پس اردوی تومقدس باشد، مبادا چیز پلید را در میان تو دیده، ازتو روگرداند. bible_en_fa When the host goeth forth against thine enemies, then keep thee from every wicked thing. غلامی را که از آقای خود نزد تو بگریزد به آقایش مسپار. bible_en_fa If there be among you any man, that is not clean by reason of uncleanness that chanceth him by night, then shall he go abroad out of the camp, he shall not come within the camp: با تو در میان تو در مکانی که برگزینند در یکی از شهرهای تو که به نظرش پسند آید، ساکن شود. و بر او جفامنما. bible_en_fa But it shall be, when evening cometh on, he shall wash himself with water: and when the sun is down, he shall come into the camp again. از دختران اسرائیل فاحشه‌ای نباشد و ازپسران اسرائیل لواطی نباشد. bible_en_fa Thou shalt have a place also without the camp, whither thou shalt go forth abroad: اجرت فاحشه وقیمت سگ را برای هیچ نذری به خانه یهوه خدایت میاور، زیرا که این هر دو نزد یهوه خدایت مکروه است. bible_en_fa And thou shalt have a paddle upon thy weapon; and it shall be, when thou wilt ease thyself abroad, thou shalt dig therewith, and shalt turn back and cover that which cometh from thee: برادر خود را به سود قرض مده نه به سودنقره و نه به سود آذوقه و نه به سود هر چیزی که به سود داده می‌شود. bible_en_fa For the LORD thy God walketh in the midst of thy camp, to deliver thee, and to give up thine enemies before thee; therefore shall thy camp be holy: that he see no unclean thing in thee, and turn away from thee. غریب را می‌توانی به سودقرض بدهی، اما برادر خود را به سود قرض مده تایهوه خدایت در زمینی که برای تصرفش داخل آن می‌شوی تو را به هر‌چه دستت را بر آن درازمی کنی، برکت دهد. bible_en_fa Thou shalt not deliver unto his master the servant which is escaped from his master unto thee: چون نذری برای یهوه خدایت می‌کنی دروفای آن تاخیر منما، زیرا که یهوه خدایت البته آن را از تو مطالبه خواهد نمود، و برای تو گناه خواهد بود. bible_en_fa He shall dwell with thee, even among you, in that place which he shall choose in one of thy gates, where it liketh him best: thou shalt not oppress him. اما اگر از نذر کردن ابا نمایی، تو راگناه نخواهد بود. bible_en_fa There shall be no whore of the daughters of Israel, nor a sodomite of the sons of Israel. آنچه را که از دهانت بیرون آید، هوشیار باش که بجا آوری، موافق آنچه برای یهوه خدایت از اراده خود نذر کرده‌ای و به زبان خود گفته‌ای. bible_en_fa Thou shalt not bring the hire of a whore, or the price of a dog, into the house of the LORD thy God for any vow: for even both these are abomination unto the LORD thy God. چون به تاکستان همسایه خود درآیی، ازانگور، هر‌چه می‌خواهی به سیری بخور، اما درظرف خود هیچ مگذار.چون به کشتزار همسایه خود داخل شوی، خوشه‌ها را به‌دست خود بچین، اما داس بر کشت همسایه خود مگذار. bible_en_fa Thou shalt not lend upon usury to thy brother; usury of money, usury of victuals, usury of any thing that is lent upon usury: چون به کشتزار همسایه خود داخل شوی، خوشه‌ها را به‌دست خود بچین، اما داس بر کشت همسایه خود مگذار. bible_en_fa Unto a stranger thou mayest lend upon usury; but unto thy brother thou shalt not lend upon usury: that the LORD thy God may bless thee in all that thou settest thine hand to in the land whither thou goest to possess it. چون کسی زنی گرفته، به نکاح خوددرآورد، اگر در نظر او پسند نیاید از این که چیزی ناشایسته در او بیابد آنگاه طلاق نامه‌ای نوشته، بدستش دهد، و او را از خانه‌اش رها کند. bible_en_fa When thou shalt vow a vow unto the LORD thy God, thou shalt not slack to pay it: for the LORD thy God will surely require it of thee; and it would be sin in thee. و از خانه او روانه شده، برود و زن دیگری شود. bible_en_fa But if thou shalt forbear to vow, it shall be no sin in thee. و اگر شوهر دیگر نیز او را مکروه دارد وطلاق نامه‌ای نوشته، به‌دستش بدهد و او را ازخانه‌اش رها کند، یا اگر شوهری دیگر که او را به زنی گرفت، بمیرد، bible_en_fa That which is gone out of thy lips thou shalt keep and perform; even a freewill offering, according as thou hast vowed unto the LORD thy God, which thou hast promised with thy mouth. شوهر اول که او را رها کرده بود، نمی تواند دوباره او را به نکاح خود درآورد. بعد از آن ناپاک شده است، زیرا که این به نظرخداوند مکروه است. پس بر زمینی که یهوه، خدایت، تو را به ملکیت می‌دهد، گناه میاور. bible_en_fa When thou comest into thy neighbour's vineyard, then thou mayest eat grapes thy fill at thine own pleasure; but thou shalt not put any in thy vessel. چون کسی زن تازه‌ای بگیرد، در لشکر بیرون نرود، و هیچ کار به او تکلیف نشود، تا یک سال درخانه خود آزاد بماند، و زنی را که گرفته است، مسرور سازد. bible_en_fa When thou comest into the standing corn of thy neighbour, then thou mayest pluck the ears with thine hand; but thou shalt not move a sickle unto thy neighbour's standing corn. هیچکس آسیا یا سنگ بالایی آن را به گرونگیرد، زیرا که جان را به گرو گرفته است. bible_en_fa When a man hath taken a wife, and married her, and it come to pass that she find no favour in his eyes, because he hath found some uncleanness in her: then let him write her a bill of divorcement, and give it in her hand, and send her out of his house. اگر کسی یافت شود که یکی از برادران خوداز بنی‌اسرائیل را دزدیده، بر او ظلم کند یابفروشد، آن دزد کشته شود، پس بدی را از میان خود دور کرده‌ای. bible_en_fa And when she is departed out of his house, she may go and be another man's wife. درباره بلای برص هوشیار باش که به هرآنچه لاویان کهنه شما را تعلیم دهند به دقت توجه نموده، عمل نمایید، و موافق آنچه به ایشان امر فرمودم، هوشیار باشید که عمل نمایید. bible_en_fa And if the latter husband hate her, and write her a bill of divorcement, and giveth it in her hand, and sendeth her out of his house; or if the latter husband die, which took her to be his wife; بیادآور که یهوه خدایت در راه با مریم چه کرد، وقتی که شما از مصر بیرون آمدید. bible_en_fa Her former husband, which sent her away, may not take her again to be his wife, after that she is defiled; for that is abomination before the LORD: and thou shalt not cause the land to sin, which the LORD thy God giveth thee for an inheritance. چون به همسایه خود هر قسم قرض دهی، برای گرفتن گرو به خانه‌اش داخل مشو. bible_en_fa When a man hath taken a new wife, he shall not go out to war, neither shall he be charged with any business: but he shall be free at home one year, and shall cheer up his wife which he hath taken. بلکه بیرون بایست تا شخصی که به او قرض می‌دهی گرو را نزد تو بیرون آورد. bible_en_fa No man shall take the nether or the upper millstone to pledge: for he taketh a man's life to pledge. و اگر مرد فقیر باشددر گرو او مخواب. bible_en_fa If a man be found stealing any of his brethren of the children of Israel, and maketh merchandise of him, or selleth him; then that thief shall die; and thou shalt put evil away from among you. البته به وقت غروب آفتاب، گرو را به او پس بده، تا در رخت خود بخوابد و تورا برکت دهد و به حضور یهوه خدایت، عدالت شمرده خواهد شد. bible_en_fa Take heed in the plague of leprosy, that thou observe diligently, and do according to all that the priests the Levites shall teach you: as I commanded them, so ye shall observe to do. بر مزدوری که فقیر و مسکین باشد، خواه ازبرادرانت و خواه از غریبانی که در زمینت دراندرون دروازه های تو باشند ظلم منما. bible_en_fa Remember what the LORD thy God did unto Miriam by the way, after that ye were come forth out of Egypt. درهمان روز مزدش را بده، و آفتاب بر آن غروب نکند، چونکه او فقیر است و دل خود را به آن بسته است، مبادا بر تو نزد خداوند فریاد برآورد و برای تو گناه باشد. bible_en_fa When thou dost lend thy brother any thing, thou shalt not go into his house to fetch his pledge. پدران به عوض پسران کشته نشوند، و نه پسران به عوض پدران خود کشته شوند. هر کس برای گناه خود کشته شود. bible_en_fa Thou shalt stand abroad, and the man to whom thou dost lend shall bring out the pledge abroad unto thee. داوری غریب و یتیم را منحرف مساز، وجامه بیوه را به گرو مگیر. bible_en_fa And if the man be poor, thou shalt not sleep with his pledge: و بیاد آور که در مصرغلام بودی و یهوه، خدایت، تو را از آنجا فدیه داد. بنابراین من تو را امر می‌فرمایم که این کار رامعمول داری. bible_en_fa In any case thou shalt deliver him the pledge again when the sun goeth down, that he may sleep in his own raiment, and bless thee: and it shall be righteousness unto thee before the LORD thy God. چون محصول خود را در مزرعه خویش درو کنی، و در مزرعه، بافه‌ای فراموش کنی، برای برداشتن آن برمگرد؛ برای غریب و یتیم و بیوه‌زن باشد تا یهوه خدایت تو را در همه کارهای دستت برکت دهد. bible_en_fa Thou shalt not oppress an hired servant that is poor and needy, whether he be of thy brethren, or of thy strangers that are in thy land within thy gates: چون زیتون خود را بتکانی باردیگر شاخه‌ها را متکان؛ برای غریب و یتیم و بیوه باشد. bible_en_fa At his day thou shalt give him his hire, neither shall the sun go down upon it; for he is poor, and setteth his heart upon it: lest he cry against thee unto the LORD, and it be sin unto thee. چون انگور تاکستان خود را بچینی باردیگر آن را مچین، برای غریب و یتیم و بیوه باشد.و بیاد آور که در زمین مصر غلام بودی. بنابراین تو را امر می‌فرمایم که این کار را معمول داری. bible_en_fa The fathers shall not be put to death for the children, neither shall the children be put to death for the fathers: every man shall be put to death for his own sin. و بیاد آور که در زمین مصر غلام بودی. بنابراین تو را امر می‌فرمایم که این کار را معمول داری. bible_en_fa Thou shalt not pervert the judgment of the stranger, nor of the fatherless; nor take a widow's raiment to pledge: اگر در میان مردم مرافعه‌ای باشد و به محاکمه آیند و در میان ایشان داوری نمایند، آنگاه عادل را عادل شمارند، و شریر راملزم سازند. bible_en_fa But thou shalt remember that thou wast a bondman in Egypt, and the LORD thy God redeemed thee thence: therefore I command thee to do this thing. و اگر شریر مستوجب تازیانه باشدآنگاه داور، او را بخواباند و حکم دهد تا او راموافق شرارتش به حضور خود به شماره بزنند. bible_en_fa When thou cuttest down thine harvest in thy field, and hast forgot a sheaf in the field, thou shalt not go again to fetch it: it shall be for the stranger, for the fatherless, and for the widow: that the LORD thy God may bless thee in all the work of thine hands. چهل تازیانه او را بزند و زیاد نکند، مبادا اگر ازاین زیاده کرده، تازیانه بسیار زند، برادرت در نظرتو خوار شود. bible_en_fa When thou beatest thine olive tree, thou shalt not go over the boughs again: it shall be for the stranger, for the fatherless, and for the widow. دهن گاو را هنگامی که خرمن را خرد می‌کند، مبند. bible_en_fa When thou gatherest the grapes of thy vineyard, thou shalt not glean it afterward: it shall be for the stranger, for the fatherless, and for the widow. اگر برادران با هم ساکن باشند و یکی از آنهابی اولاد بمیرد، پس زن آن متوفی، خارج به شخص بیگانه داده نشود، بلکه برادر شوهرش به او درآمده، او را برای خود به زنی بگیرد، و حق برادر شوهری را با او بجا آورد. bible_en_fa And thou shalt remember that thou wast a bondman in the land of Egypt: therefore I command thee to do this thing. ونخست زاده‌ای که بزاید به اسم برادر متوفای اووارث گردد، تا اسمش از اسرائیل محو نشود. bible_en_fa If there be a controversy between men, and they come unto judgment, that the judges may judge them; then they shall justify the righteous, and condemn the wicked. واگر آن مرد به گرفتن زن برادرش راضی نشود، آنگاه زن برادرش به دروازه نزد مشایخ برود وگوید: «برادر شوهر من از برپا داشتن اسم برادرخود در اسرائیل انکار می‌کند، و از بجا آوردن حق برادر شوهری با من ابا می‌نماید.» bible_en_fa And it shall be, if the wicked man be worthy to be beaten, that the judge shall cause him to lie down, and to be beaten before his face, according to his fault, by a certain number. پس مشایخ شهرش او را طلبیده، با وی گفتگو کنند، و اگر اصرار کرده، بگوید نمی خواهم او را بگیرم، bible_en_fa Forty stripes he may give him, and not exceed: lest, if he should exceed, and beat him above these with many stripes, then thy brother should seem vile unto thee. آنگاه زن برادرش نزد وی آمده، به حضورمشایخ کفش او را از پایش بکند، و به رویش آب دهن اندازد، و در جواب گوید: «با کسی‌که خانه برادر خود را بنا نکند، چنین کرده شود.» bible_en_fa Thou shalt not muzzle the ox when he treadeth out the corn. ونام او در اسرائیل، خانه کفش کنده خوانده شود. bible_en_fa If brethren dwell together, and one of them die, and have no child, the wife of the dead shall not marry without unto a stranger: her husband's brother shall go in unto her, and take her to him to wife, and perform the duty of an husband's brother unto her. و اگر دو شخص با یکدیگر منازعه نمایند، و زن یکی پیش آید تا شوهر خود را از دست زننده‌اش رها کند و دست خود را دراز کرده، عورت او را بگیرد، bible_en_fa And it shall be, that the firstborn which she beareth shall succeed in the name of his brother which is dead, that his name be not put out of Israel. پس دست او را قطع کن. چشم تو بر او ترحم نکند. bible_en_fa And if the man like not to take his brother's wife, then let his brother's wife go up to the gate unto the elders, and say, My husband's brother refuseth to raise up unto his brother a name in Israel, he will not perform the duty of my husband's brother. در کیسه تو وزنه های مختلف، بزرگ وکوچک نباشد. bible_en_fa Then the elders of his city shall call him, and speak unto him: and if he stand to it, and say, I like not to take her; در خانه تو کیلهای مختلف، بزرگ و کوچک، نباشد. bible_en_fa Then shall his brother's wife come unto him in the presence of the elders, and loose his shoe from off his foot, and spit in his face, and shall answer and say, So shall it be done unto that man that will not build up his brother's house. تو را وزن صحیح وراست باشد و تو را کیل صحیح و راست باشد، تاعمرت در زمینی که یهوه، خدایت، به تومی دهد دراز شود. bible_en_fa And his name shall be called in Israel, The house of him that hath his shoe loosed. زیرا هر‌که این کار کندیعنی هر‌که بی‌انصافی نماید، نزد یهوه خدایت مکروه است. bible_en_fa When men strive together one with another, and the wife of the one draweth near for to deliver her husband out of the hand of him that smiteth him, and putteth forth her hand, and taketh him by the secrets: بیاد آور آنچه عمالیق وقت بیرون آمدنت از مصر در راه به تو نمودند. bible_en_fa Then thou shalt cut off her hand, thine eye shall not pity her. که چگونه تو رادر راه، مقابله کرده، همه واماندگان را در عقب تو از موخرت قطع نمودند، در حالی که توضعیف و وامانده بودی و از خدا نترسیدند.پس چون یهوه خدایت تو را در زمینی که یهوه، خدایت، تو را برای تصرفش نصیب می‌دهد، از جمیع دشمنانت آرامی بخشد، آنگاه ذکر عمالیق را از زیر آسمان محو ساز و فراموش مکن. bible_en_fa Thou shalt not have in thy bag divers weights, a great and a small. پس چون یهوه خدایت تو را در زمینی که یهوه، خدایت، تو را برای تصرفش نصیب می‌دهد، از جمیع دشمنانت آرامی بخشد، آنگاه ذکر عمالیق را از زیر آسمان محو ساز و فراموش مکن. bible_en_fa Thou shalt not have in thine house divers measures, a great and a small. و چون به زمینی که یهوه خدایت تو رانصیب می‌دهد داخل شدی، و در آن تصرف نموده، ساکن گردیدی، bible_en_fa But thou shalt have a perfect and just weight, a perfect and just measure shalt thou have: that thy days may be lengthened in the land which the LORD thy God giveth thee. آنگاه نوبر تمامی حاصل زمین را که از زمینی که یهوه خدایت به تومی دهد، جمع کرده باشی بگیر، و آن را در سبدگذاشته، به مکانی که یهوه خدایت برگزیند تا نام خود را در آن ساکن گرداند، برو. bible_en_fa For all that do such things, and all that do unrighteously, are an abomination unto the LORD thy God. و نزد کاهنی که در آن روزها باشد رفته، وی را بگو: «امروز برای یهوه خدایت اقرار می‌کنم که به زمینی که خداوندبرای پدران ما قسم خورد که به ما بدهد، داخل شده‌ام.» bible_en_fa Remember what Amalek did unto thee by the way, when ye were come forth out of Egypt; و کاهن سبد را از دستت گرفته، پیش مذبح یهوه خدایت بگذارد. bible_en_fa How he met thee by the way, and smote the hindmost of thee, even all that were feeble behind thee, when thou wast faint and weary; and he feared not God. پس تو به حضوریهوه خدای خود اقرار کرده، بگو: «پدر من ارامی آواره بود، و با عددی قلیل به مصر فرود شده، درآنجا غربت پذیرفت، و در آنجا امتی بزرگ وعظیم و کثیر شد. bible_en_fa Therefore it shall be, when the LORD thy God hath given thee rest from all thine enemies round about, in the land which the LORD thy God giveth thee for an inheritance to possess it, that thou shalt blot out the remembrance of Amalek from under heaven; thou shalt not forget it. و مصریان با ما بدرفتاری نموده، ما را ذلیل ساختند، و بندگی سخت بر مانهادند. bible_en_fa And it shall be, when thou art come in unto the land which the LORD thy God giveth thee for an inheritance, and possessest it, and dwellest therein; و چون نزد یهوه، خدای پدران خود، فریاد برآوردیم، خداوند آواز ما را شنید ومشقت و محنت و تنگی ما را دید. bible_en_fa That thou shalt take of the first of all the fruit of the earth, which thou shalt bring of thy land that the LORD thy God giveth thee, and shalt put it in a basket, and shalt go unto the place which the LORD thy God shall choose to place his name there. و خداوند مارا از مصر به‌دست قوی و بازوی افراشته و خوف عظیم، و با آیات و معجزات بیرون آورد. bible_en_fa And thou shalt go unto the priest that shall be in those days, and say unto him, I profess this day unto the LORD thy God, that I am come unto the country which the LORD sware unto our fathers for to give us. و ما رابه این مکان درآورده، این زمین را زمینی که به شیرو شهد جاری است به ما بخشید. bible_en_fa And the priest shall take the basket out of thine hand, and set it down before the altar of the LORD thy God. و الان اینک نوبر حاصل زمینی را که تو‌ای خداوند به من دادی، آورده‌ام.» پس آن را به حضور یهوه خدای خود بگذار، و به حضور یهوه، خدایت، عبادت نما. bible_en_fa And thou shalt speak and say before the LORD thy God, A Syrian ready to perish was my father, and he went down into Egypt, and sojourned there with a few, and became there a nation, great, mighty, and populous: و تو با لاوی و غریبی که در میان تو باشد ازتمامی نیکویی که یهوه، خدایت، به تو و به خاندانت بخشیده است، شادی خواهی نمود. bible_en_fa And the Egyptians evil entreated us, and afflicted us, and laid upon us hard bondage: و در سال سوم که سال عشر است، چون ازگرفتن تمامی عشر محصول خود فارغ شدی، آن را به لاوی و غریب و یتیم و بیوه‌زن بده، تا دراندرون دروازه های تو بخورند و سیر شوند. bible_en_fa And when we cried unto the LORD God of our fathers, the LORD heard our voice, and looked on our affliction, and our labour, and our oppression: وبه حضور یهوه خدایت بگو: «موقوفات را از خانه خود بیرون کردم، و آنها را نیز به لاوی و غریب ویتیم و بیوه‌زن، موافق تمامی اوامری که به من امرفرمودی، دادم، و از اوامر تو تجاوز ننموده، فراموش نکردم. bible_en_fa And the LORD brought us forth out of Egypt with a mighty hand, and with an outstretched arm, and with great terribleness, and with signs, and with wonders: در ماتم خود از آنها نخوردم ودر نجاستی از آنها صرف ننمودم، و برای اموات از آنها ندادم، بلکه به قول یهوه، خدایم، گوش داده، موافق هر‌آنچه به من امر فرمودی، رفتارنمودم. bible_en_fa And he hath brought us into this place, and hath given us this land, even a land that floweth with milk and honey. از مسکن مقدس خود از آسمان بنگر، و قوم خود اسرائیل و زمینی را که به ما دادی چنانکه برای پدران ما قسم خوردی، زمینی که به شیر و شهد جاری است، برکت بده،.» bible_en_fa And now, behold, I have brought the firstfruits of the land, which thou, O LORD, hast given me. And thou shalt set it before the LORD thy God, and worship before the LORD thy God: امروز یهوه، خدایت، تو را امر می‌فرمایدکه این فرایض و احکام را بجا آوری، پس آنها رابه تمامی دل و تمامی جان خود نگاه داشته، بجاآور. bible_en_fa And thou shalt rejoice in every good thing which the LORD thy God hath given unto thee, and unto thine house, thou, and the Levite, and the stranger that is among you. امروز به یهوه اقرار نمودی که خدای توست، و اینکه به طریقهای او سلوک خواهی نمود، و فرایض و اوامر و احکام او را نگاه داشته، آواز او را خواهی شنید. bible_en_fa When thou hast made an end of tithing all the tithes of thine increase the third year, which is the year of tithing, and hast given it unto the Levite, the stranger, the fatherless, and the widow, that they may eat within thy gates, and be filled; و خداوند امروز به تواقرار کرده است که تو قوم خاص او هستی، چنانکه به تو وعده داده است، و تا تمامی اوامر اورا نگاه داری.و تا تو را در ستایش و نام و اکرام از جمیع امتهایی که ساخته است، بلند گرداند، وتا برای یهوه، خدایت، قوم مقدس باشی، چنانکه وعده داده است. bible_en_fa Then thou shalt say before the LORD thy God, I have brought away the hallowed things out of mine house, and also have given them unto the Levite, and unto the stranger, to the fatherless, and to the widow, according to all thy commandments which thou hast commanded me: I have not transgressed thy commandments, neither have I forgotten them: و تا تو را در ستایش و نام و اکرام از جمیع امتهایی که ساخته است، بلند گرداند، وتا برای یهوه، خدایت، قوم مقدس باشی، چنانکه وعده داده است. bible_en_fa I have not eaten thereof in my mourning, neither have I taken away ought thereof for any unclean use, nor given ought thereof for the dead: but I have hearkened to the voice of the LORD my God, and have done according to all that thou hast commanded me. و موسی و مشایخ اسرائیل، قوم را امرفرموده، گفتند: «تمامی اوامری را که من امروز به شما امر می‌فرمایم، نگاه دارید. bible_en_fa Look down from thy holy habitation, from heaven, and bless thy people Israel, and the land which thou hast given us, as thou swarest unto our fathers, a land that floweth with milk and honey. و درروزی که از اردن به زمینی که یهوه، خدایت، به تومی دهد عبور کنید، برای خود سنگهای بزرگ برپاکرده، آنها را با گچ بمال. bible_en_fa This day the LORD thy God hath commanded thee to do these statutes and judgments: thou shalt therefore keep and do them with all thine heart, and with all thy soul. و بر آنها تمامی کلمات این شریعت را بنویس، هنگامی که عبور نمایی تابه زمینی که یهوه، خدایت، به تو می‌دهد، داخل شوی، زمینی که به شیر و شهد جاری است، چنانکه یهوه خدای پدرانت به تو وعده داده است. bible_en_fa Thou hast avouched the LORD this day to be thy God, and to walk in his ways, and to keep his statutes, and his commandments, and his judgments, and to hearken unto his voice: و چون از اردن عبور نمودی این سنگها راکه امروز به شما امر می‌فرمایم در کوه عیبال برپاکرده، آنها را با گچ بمال. bible_en_fa And the LORD hath avouched thee this day to be his peculiar people, as he hath promised thee, and that thou shouldest keep all his commandments; و در آنجا مذبحی برای یهوه خدایت بنا کن، و مذبح از سنگها باشد و آلت آهنین بر آنها بکار مبر. bible_en_fa And to make thee high above all nations which he hath made, in praise, and in name, and in honour; and that thou mayest be an holy people unto the LORD thy God, as he hath spoken. مذبح یهوه خدای خودرا از سنگهای ناتراشیده بنا کن، و قربانی های سوختنی برای یهوه خدایت، بر آن بگذران. bible_en_fa And Moses with the elders of Israel commanded the people, saying, Keep all the commandments which I command you this day. وذبایح سلامتی ذبح کرده، در آنجا بخور و به حضور یهوه خدایت شادی نما. bible_en_fa And it shall be on the day when ye shall pass over Jordan unto the land which the LORD thy God giveth thee, that thou shalt set thee up great stones, and plaister them with plaister: و تمامی کلمات این شریعت را بر آن به خط روشن بنویس.» bible_en_fa And thou shalt write upon them all the words of this law, when thou art passed over, that thou mayest go in unto the land which the LORD thy God giveth thee, a land that floweth with milk and honey; as the LORD God of thy fathers hath promised thee. پس موسی و لاویان کهنه تمامی اسرائیل را خطاب کرده، گفتند: bible_en_fa Therefore it shall be when ye be gone over Jordan, that ye shall set up these stones, which I command you this day, in mount Ebal, and thou shalt plaister them with plaister. «ای اسرائیل خاموش باش و بشنو. امروز قوم یهوه خدایت شدی. bible_en_fa And there shalt thou build an altar unto the LORD thy God, an altar of stones: thou shalt not lift up any iron tool upon them. پس آواز یهوه خدایت را بشنو و اوامر وفرایض او را که من امروز به تو امر می‌فرمایم، بجاآر.» bible_en_fa Thou shalt build the altar of the LORD thy God of whole stones: and thou shalt offer burnt offerings thereon unto the LORD thy God: «چون از اردن عبور کردید، اینان یعنی شمعون و لاوی و یهودا و یساکار و یوسف وبنیامین بر کوه جرزیم بایستند تا قوم را برکت دهند. bible_en_fa And thou shalt offer peace offerings, and shalt eat there, and rejoice before the LORD thy God. و اینان یعنی روبین و جاد و اشیر وزبولون و دان و نفتالی بر کوه عیبال بایستند تانفرین کنند. bible_en_fa And thou shalt write upon the stones all the words of this law very plainly. و لاویان جمیع مردان اسرائیل رابه آواز بلند خطاب کرده، گویند: bible_en_fa And Moses and the priests the Levites spake unto all Israel, saying, Take heed, and hearken, O Israel; this day thou art become the people of the LORD thy God. «ملعون باد کسی‌که صورت تراشیده یاریخته شده از صنعت دست کارگر که نزد خداوندمکروه است، بسازد، و مخفی نگاه دارد.» و تمامی قوم در جواب بگویند: «آمین!» bible_en_fa Thou shalt therefore obey the voice of the LORD thy God, and do his commandments and his statutes, which I command thee this day. «ملعون باد کسی‌که با پدر و مادر خود به خفت رفتار نماید.» و تمامی قوم بگویند: «آمین!» bible_en_fa And Moses charged the people the same day, saying, «ملعون باد کسی‌که حد همسایه خود راتغییر دهد.» و تمامی قوم بگویند: «آمین!» bible_en_fa These shall stand upon mount Gerizim to bless the people, when ye are come over Jordan; Simeon, and Levi, and Judah, and Issachar, and Joseph, and Benjamin: «ملعون باد کسی‌که نابینا را از راه منحرف سازد.» و تمامی قوم بگویند: «آمین!» bible_en_fa And these shall stand upon mount Ebal to curse; Reuben, Gad, and Asher, and Zebulun, Dan, and Naphtali. «ملعون باد کسی‌که داوری غریب و یتیم وبیوه را منحرف سازد.» و تمامی قوم بگویند: «آمین!» bible_en_fa And the Levites shall speak, and say unto all the men of Israel with a loud voice, «ملعون باد کسی‌که با زن پدر خود همبسترشود، چونکه دامن پدر خود را کشف نموده است.» و تمامی قوم بگویند: «آمین!» bible_en_fa Cursed be the man that maketh any graven or molten image, an abomination unto the LORD, the work of the hands of the craftsman, and putteth it in a secret place. And all the people shall answer and say, Amen. «ملعون باد کسی‌که با هر قسم بهایمی بخوابد.» و تمامی قوم بگویند: «آمین!» bible_en_fa Cursed be he that setteth light by his father or his mother. And all the people shall say, Amen. «ملعون باد کسی‌که با خواهر خویش چه دختر پدر و چه دختر مادر خویش بخوابد.» وتمامی قوم بگویند: «آمین!» bible_en_fa Cursed be he that removeth his neighbour's landmark. And all the people shall say, Amen. «ملعون باد کسی‌که با مادر‌زن خودبخوابد.» و تمامی قوم بگویند: «آمین!» bible_en_fa Cursed be he that maketh the blind to wander out of the way. And all the people shall say, Amen. «ملعون باد کسی‌که همسایه خود را درپنهانی بزند.» و تمامی قوم بگویند: «آمین!» bible_en_fa Cursed be he that perverteth the judgment of the stranger, fatherless, and widow. And all the people shall say, Amen. «ملعون باد کسی‌که رشوه گیرد تا خون بی‌گناهی ریخته شود.» و تمامی قوم بگویند: «آمین!»«ملعون باد کسی‌که کلمات این شریعت رااثبات ننماید تا آنها را بجا نیاورد.» وتمامی قوم بگویند: «آمین!» bible_en_fa Cursed be he that lieth with his father's wife; because he uncovereth his father's skirt. And all the people shall say, Amen. «ملعون باد کسی‌که کلمات این شریعت رااثبات ننماید تا آنها را بجا نیاورد.» وتمامی قوم بگویند: «آمین!» bible_en_fa Cursed be he that lieth with any manner of beast. And all the people shall say, Amen. «و اگر آواز یهوه خدای خود را به دقت بشنوی تا هوشیار شده، تمامی اوامر اورا که من امروز به تو امر می‌فرمایم بجا آوری، آنگاه یهوه خدایت تو را بر جمیع امتهای جهان بلند خواهد گردانید. bible_en_fa Cursed be he that lieth with his sister, the daughter of his father, or the daughter of his mother. And all the people shall say, Amen. و تمامی این برکتها به توخواهد رسید و تو را خواهد دریافت، اگر آوازیهوه خدای خود را بشنوی. bible_en_fa Cursed be he that lieth with his mother in law. And all the people shall say, Amen. در شهر، مبارک ودر صحرا، مبارک خواهی بود. bible_en_fa Cursed be he that smiteth his neighbour secretly. And all the people shall say, Amen. میوه بطن تو ومیوه زمین تو و میوه بهایمت و بچه های گاو وبره های گله تو مبارک خواهند بود. bible_en_fa Cursed be he that taketh reward to slay an innocent person. And all the people shall say, Amen. سبد و ظرف خمیر تو مبارک خواهد بود. bible_en_fa Cursed be he that confirmeth not all the words of this law to do them. And all the people shall say, Amen. وقت درآمدنت مبارک، و وقت بیرون رفتنت مبارک خواهی بود. bible_en_fa And it shall come to pass, if thou shalt hearken diligently unto the voice of the LORD thy God, to observe and to do all his commandments which I command thee this day, that the LORD thy God will set thee on high above all nations of the earth: «و خداوند دشمنانت را که با تو مقاومت نمایند، از حضور تو منهزم خواهد ساخت، ازیک راه بر تو خواهند آمد، و از هفت راه پیش توخواهند گریخت. bible_en_fa And all these blessings shall come on thee, and overtake thee, if thou shalt hearken unto the voice of the LORD thy God. خداوند در انبارهای تو و به هر‌چه دست خود را به آن دراز می‌کنی بر توبرکت خواهد فرمود، و تو را در زمینی که یهوه خدایت به تو می‌دهد، مبارک خواهد ساخت. bible_en_fa Blessed shalt thou be in the city, and blessed shalt thou be in the field. واگر اوامر یهوه خدای خود را نگاهداری، و درطریقهای او سلوک نمایی، خداوند تو را برای خود قوم مقدس خواهد گردانید، چنانکه برای تو قسم خورده است. bible_en_fa Blessed shall be the fruit of thy body, and the fruit of thy ground, and the fruit of thy cattle, the increase of thy kine, and the flocks of thy sheep. و جمیع امتهای زمین خواهند دید که نام خداوند بر تو خوانده شده است، و از تو خواهند ترسید. bible_en_fa Blessed shall be thy basket and thy store. و خداوندتو را در میوه بطنت و ثمره بهایمت ومحصول زمینت، در زمینی که خداوند برای پدرانت قسم خورد که به تو بدهد، به نیکویی خواهد افزود. bible_en_fa Blessed shalt thou be when thou comest in, and blessed shalt thou be when thou goest out. و خداوند خزینه نیکوی خود، یعنی آسمان را برای تو خواهد گشود، تا باران زمین تو را در موسمش بباراند، و تو را درجمیع اعمال دستت مبارک سازد، و به امتهای بسیار قرض خواهی داد، و تو قرض نخواهی گرفت. bible_en_fa The LORD shall cause thine enemies that rise up against thee to be smitten before thy face: they shall come out against thee one way, and flee before thee seven ways. و خداوند تو را سر خواهد ساخت نه دم، و بلند خواهی بود فقط نه پست، اگر اوامریهوه خدای خود را که من امروز به تو امرمی فرمایم بشنوی، و آنها را نگاه داشته، بجاآوری. bible_en_fa The LORD shall command the blessing upon thee in thy storehouses, and in all that thou settest thine hand unto; and he shall bless thee in the land which the LORD thy God giveth thee. و از همه سخنانی که من امروز به تو امرمی کنم به طرف راست یا چپ میل نکنی، تاخدایان غیر را پیروی نموده، آنها را عبادت کنی. bible_en_fa The LORD shall establish thee an holy people unto himself, as he hath sworn unto thee, if thou shalt keep the commandments of the LORD thy God, and walk in his ways. «و اما اگر آواز یهوه خدای خود را نشنوی تا هوشیار شده، همه اوامر و فرایض او را که من امروز به تو امر می‌فرمایم بجا آوری، آنگاه جمیع این لعنتها به تو خواهد رسید، و تو را خواهددریافت. bible_en_fa And all people of the earth shall see that thou art called by the name of the LORD; and they shall be afraid of thee. در شهر ملعون، و در صحرا ملعون خواهی بود. bible_en_fa And the LORD shall make thee plenteous in goods, in the fruit of thy body, and in the fruit of thy cattle, and in the fruit of thy ground, in the land which the LORD sware unto thy fathers to give thee. سبد و ظرف خمیر تو ملعون خواهد بود. bible_en_fa The LORD shall open unto thee his good treasure, the heaven to give the rain unto thy land in his season, and to bless all the work of thine hand: and thou shalt lend unto many nations, and thou shalt not borrow. میوه بطن تو و میوه زمین تو وبچه های گاو و بره های گله تو ملعون خواهد بود. bible_en_fa And the LORD shall make thee the head, and not the tail; and thou shalt be above only, and thou shalt not be beneath; if that thou hearken unto the commandments of the LORD thy God, which I command thee this day, to observe and to do them: وقت درآمدنت ملعون، و وقت بیرون رفتنت ملعون خواهی بود. bible_en_fa And thou shalt not go aside from any of the words which I command thee this day, to the right hand, or to the left, to go after other gods to serve them. و به هر‌چه دست خود رابرای عمل نمودن دراز می‌کنی خداوند بر تولعنت و اضطراب و سرزنش خواهد فرستاد تا به زودی هلاک و نابود شوی، به‌سبب بدی کارهایت که به آنها مرا ترک کرده‌ای، bible_en_fa But it shall come to pass, if thou wilt not hearken unto the voice of the LORD thy God, to observe to do all his commandments and his statutes which I command thee this day; that all these curses shall come upon thee, and overtake thee: خداوندوبا را بر تو ملصق خواهد ساخت، تا تو را اززمینی که برای تصرفش به آن داخل می‌شوی، هلاک سازد. bible_en_fa Cursed shalt thou be in the city, and cursed shalt thou be in the field. و خداوند تو را با سل و تب والتهاب و حرارت و شمشیر و باد سموم و یرقان خواهد زد، و تو را تعاقب خواهند نمود تا هلاک شوی. bible_en_fa Cursed shall be thy basket and thy store. و فلک تو که بالای سر تو است مس خواهد شد، و زمینی که زیر تو است آهن. bible_en_fa Cursed shall be the fruit of thy body, and the fruit of thy land, the increase of thy kine, and the flocks of thy sheep. وخداوند باران زمینت را گرد و غبار خواهدساخت، که از آسمان بر تو نازل شود تا هلاک شوی. bible_en_fa Cursed shalt thou be when thou comest in, and cursed shalt thou be when thou goest out. «و خداوند تو را پیش روی دشمنانت منهزم خواهد ساخت. از یک راه بر ایشان بیرون خواهی رفت، و از هفت راه از حضور ایشان خواهی گریخت، و در تمامی ممالک جهان به تلاطم خواهی افتاد. bible_en_fa The LORD shall send upon thee cursing, vexation, and rebuke, in all that thou settest thine hand unto for to do, until thou be destroyed, and until thou perish quickly; because of the wickedness of thy doings, whereby thou hast forsaken me. و بدن شما برای همه پرندگان هوا و بهایم زمین خوراک خواهد بود، وهیچ‌کس آنها را دور نخواهد کرد. bible_en_fa The LORD shall make the pestilence cleave unto thee, until he have consumed thee from off the land, whither thou goest to possess it. خداوند تو را به دنبل مصر و خراج و جرب و خارشی که تواز آن شفا نتوانی یافت، مبتلا خواهد ساخت. bible_en_fa The LORD shall smite thee with a consumption, and with a fever, and with an inflammation, and with an extreme burning, and with the sword, and with blasting, and with mildew; and they shall pursue thee until thou perish. خداوند تو را به دیوانگی و نابینایی و پریشانی دل مبتلا خواهد ساخت. bible_en_fa And thy heaven that is over thy head shall be brass, and the earth that is under thee shall be iron. و در وقت ظهر مثل کوری که در تاریکی لمس نماید کورانه راه خواهی رفت، و در راههای خود کامیاب نخواهی شد، بلکه در تمامی روزهایت مظلوم وغارت شده خواهی بود، و نجات‌دهنده‌ای نخواهد بود. bible_en_fa The LORD shall make the rain of thy land powder and dust: from heaven shall it come down upon thee, until thou be destroyed. زنی را نامزد خواهی کرد ودیگری با او خواهد خوابید. خانه‌ای بنا خواهی کرد و در آن ساکن نخواهی شد. تاکستانی غرس خواهی نمود و میوه‌اش را نخواهی خورد. bible_en_fa The LORD shall cause thee to be smitten before thine enemies: thou shalt go out one way against them, and flee seven ways before them: and shalt be removed into all the kingdoms of the earth. گاوت در نظرت کشته شود و از آن نخواهی خورد. الاغت پیش روی تو به غارت برده شود وباز به‌دست تو نخواهند آمد. گوسفند تو به دشمنت داده می‌شود و برای تو رهاکننده‌ای نخواهد بود. bible_en_fa And thy carcase shall be meat unto all fowls of the air, and unto the beasts of the earth, and no man shall fray them away. پسران و دخترانت به امت دیگرداده می‌شوند، و چشمانت نگریسته از آرزوی ایشان تمامی روز کاهیده خواهد شد، و در دست تو هیچ قوه‌ای نخواهد بود. bible_en_fa The LORD will smite thee with the botch of Egypt, and with the emerods, and with the scab, and with the itch, whereof thou canst not be healed. میوه زمینت ومشقت تو را امتی که نشناخته‌ای، خواهند خورد، و همیشه فقط مظلوم و کوفته شده خواهی بود. bible_en_fa The LORD shall smite thee with madness, and blindness, and astonishment of heart: به حدی که از چیزهایی که چشمت می‌بیند، دیوانه خواهی شد. bible_en_fa And thou shalt grope at noonday, as the blind gropeth in darkness, and thou shalt not prosper in thy ways: and thou shalt be only oppressed and spoiled evermore, and no man shall save thee. خداوند زانوها و ساقها واز کف پا تا فرق سر تو را به دنبل بد که از آن شفانتوانی یافت، مبتلا خواهد ساخت. bible_en_fa Thou shalt betroth a wife, and another man shall lie with her: thou shalt build an house, and thou shalt not dwell therein: thou shalt plant a vineyard, and shalt not gather the grapes thereof. خداوند تورا و پادشاهی را که بر خود نصب می‌نمایی، بسوی امتی که تو و پدرانت نشناخته‌اید، خواهدبرد، و در آنجا خدایان غیر را از چوب و سنگ عبادت خواهی کرد. bible_en_fa Thine ox shall be slain before thine eyes, and thou shalt not eat thereof: thine ass shall be violently taken away from before thy face, and shall not be restored to thee: thy sheep shall be given unto thine enemies, and thou shalt have none to rescue them. و در میان تمامی امتهایی که خداوند شما را به آنجا خواهد برد، عبرت ومثل و سخریه خواهی شد. bible_en_fa Thy sons and thy daughters shall be given unto another people, and thine eyes shall look, and fail with longing for them all the day long: and there shall be no might in thine hand. «تخم بسیار به مزرعه خواهی برد، و اندکی جمع خواهی کرد چونکه ملخ آن را خواهدخورد. bible_en_fa The fruit of thy land, and all thy labours, shall a nation which thou knowest not eat up; and thou shalt be only oppressed and crushed alway: تاکستانها غرس نموده، خدمت آنها راخواهی کرد، اما شراب را نخواهی نوشید و انگوررا نخواهی چید، زیرا کرم آن را خواهد خورد. bible_en_fa So that thou shalt be mad for the sight of thine eyes which thou shalt see. تو را در تمامی حدودت درختان زیتون خواهد بود، لکن خویشتن را به زیت تدهین نخواهی کرد، زیرا زیتون تو نارس ریخته خواهدشد. bible_en_fa The LORD shall smite thee in the knees, and in the legs, with a sore botch that cannot be healed, from the sole of thy foot unto the top of thy head. پسران و دختران خواهی آورد، لیکن ازآن تو نخواهند بود، چونکه به اسیری خواهندرفت. bible_en_fa The LORD shall bring thee, and thy king which thou shalt set over thee, unto a nation which neither thou nor thy fathers have known; and there shalt thou serve other gods, wood and stone. تمامی درختانت و محصول زمینت راملخ به تصرف خواهد آورد. bible_en_fa And thou shalt become an astonishment, a proverb, and a byword, among all nations whither the LORD shall lead thee. غریبی که در میان تو است بر تو به نهایت رفیع و برافراشته خواهدشد، و تو به نهایت پست و متنزل خواهی گردید. bible_en_fa Thou shalt carry much seed out into the field, and shalt gather but little in; for the locust shall consume it. او به تو قرض خواهد داد و تو به او قرض نخواهی داد، او سر خواهد بود و تو دم خواهی بود. bible_en_fa Thou shalt plant vineyards, and dress them, but shalt neither drink of the wine, nor gather the grapes; for the worms shall eat them. «و جمیع این لعنتها به تو خواهد رسید، وتو را تعاقب نموده، خواهد دریافت تا هلاک شوی، از این جهت که قول یهوه خدایت را گوش ندادی تا اوامر و فرایضی را که به تو امر فرموده بود، نگاه داری. bible_en_fa Thou shalt have olive trees throughout all thy coasts, but thou shalt not anoint thyself with the oil; for thine olive shall cast his fruit. و تو را و ذریت تو را تا به ابدآیت و شگفت خواهد بود. bible_en_fa Thou shalt beget sons and daughters, but thou shalt not enjoy them; for they shall go into captivity. «از این جهت که یهوه خدای خود را به شادمانی و خوشی دل برای فراوانی همه‌چیزعبادت ننمودی. bible_en_fa All thy trees and fruit of thy land shall the locust consume. پس دشمنانت را که خداوندبر تو خواهد فرستاد در گرسنگی و تشنگی وبرهنگی و احتیاج همه‌چیز خدمت خواهی نمود، و یوغ آهنین بر گردنت خواهد گذاشت تا تورا هلاک سازد. bible_en_fa The stranger that is within thee shall get up above thee very high; and thou shalt come down very low. و خداوند از دور، یعنی ازاقصای زمین، امتی را که مثل عقاب می‌پرد بر توخواهد آورد، امتی که زبانش را نخواهی فهمید. bible_en_fa He shall lend to thee, and thou shalt not lend to him: he shall be the head, and thou shalt be the tail. امتی مهیب صورت که طرف پیران را نگاه ندارد و بر جوانان ترحم ننماید. bible_en_fa Moreover all these curses shall come upon thee, and shall pursue thee, and overtake thee, till thou be destroyed; because thou hearkenedst not unto the voice of the LORD thy God, to keep his commandments and his statutes which he commanded thee: و نتایج بهایم و محصول زمینت را بخورد تا هلاک شوی. وبرای تو نیز غله و شیره و روغن و بچه های گاو وبره های گوسفند را باقی نگذارد تا تو را هلاک سازد. bible_en_fa And they shall be upon thee for a sign and for a wonder, and upon thy seed for ever. و تو را در تمامی دروازه هایت محاصره کند تا دیواره های بلند و حصین که بر آنها توکل داری در تمامی زمینت منهدم شود، و تو را درتمامی دروازه هایت، در تمامی زمینی که یهوه خدایت به تو می‌دهد، محاصره خواهد نمود. bible_en_fa Because thou servedst not the LORD thy God with joyfulness, and with gladness of heart, for the abundance of all things; و میوه بطن خود، یعنی گوشت پسران ودخترانت را که یهوه خدایت به تو می‌دهد درمحاصره و تنگی که دشمنانت تو را به آن زبون خواهند ساخت، خواهی خورد. bible_en_fa Therefore shalt thou serve thine enemies which the LORD shall send against thee, in hunger, and in thirst, and in nakedness, and in want of all things: and he shall put a yoke of iron upon thy neck, until he have destroyed thee. مردی که درمیان شما نرم و بسیار متنعم است، چشمش بربرادر خود و زن هم آغوش خویش و بقیه فرزندانش که باقی می‌مانند بد خواهد بود. bible_en_fa The LORD shall bring a nation against thee from far, from the end of the earth, as swift as the eagle flieth; a nation whose tongue thou shalt not understand; به حدی که به احدی از ایشان از گوشت پسران خودکه می‌خورد نخواهد داد زیرا که در محاصره وتنگی که دشمنانت تو را در تمامی دروازه هایت به آن زبون سازند، چیزی برای او باقی نخواهد ماند. bible_en_fa A nation of fierce countenance, which shall not regard the person of the old, nor shew favour to the young: و زنی که در میان شما نازک و متنعم است که به‌سبب تنعم و نازکی خود جرات نمی کرد که کف پای خود را به زمین بگذارد، چشم او بر شوهرهم آغوش خود و پسر و دخترخویش بد خواهدبود. bible_en_fa And he shall eat the fruit of thy cattle, and the fruit of thy land, until thou be destroyed: which also shall not leave thee either corn, wine, or oil, or the increase of thy kine, or flocks of thy sheep, until he have destroyed thee. و بر مشیمه‌ای که از میان پایهای او درآیدو بر اولادی که بزاید زیرا که آنها را به‌سبب احتیاج همه‌چیز در محاصره و تنگی که دشمنانت در دروازه هایت به آن تو را زبون سازندبه پنهانی خواهد خورد.» bible_en_fa And he shall besiege thee in all thy gates, until thy high and fenced walls come down, wherein thou trustedst, throughout all thy land: and he shall besiege thee in all thy gates throughout all thy land, which the LORD thy God hath given thee. اگر به عمل نمودن تمامی کلمات این شریعت که در این کتاب مکتوب است، هوشیارنشوی و از این نام مجید و مهیب، یعنی یهوه، خدایت، نترسی، bible_en_fa And thou shalt eat the fruit of thine own body, the flesh of thy sons and of thy daughters, which the LORD thy God hath given thee, in the siege, and in the straitness, wherewith thine enemies shall distress thee: آنگاه خداوند بلایای تو وبلایای اولاد تو را عجیب خواهد ساخت، یعنی بلایای عظیم و مزمن و مرضهای سخت و مزمن. bible_en_fa So that the man that is tender among you, and very delicate, his eye shall be evil toward his brother, and toward the wife of his bosom, and toward the remnant of his children which he shall leave: و تمامی بیماریهای مصر را که از آنهامی ترسیدی بر تو باز خواهد آورد و به تو خواهدچسبید. bible_en_fa So that he will not give to any of them of the flesh of his children whom he shall eat: because he hath nothing left him in the siege, and in the straitness, wherewith thine enemies shall distress thee in all thy gates. و نیز همه مرضها و همه بلایایی که درطومار این شریعت مکتوب نیست آنها را خداوندبر تو مستولی خواهد گردانید تا هلاک شوی. bible_en_fa The tender and delicate woman among you, which would not adventure to set the sole of her foot upon the ground for delicateness and tenderness, her eye shall be evil toward the husband of her bosom, and toward her son, and toward her daughter, وگروه قلیل خواهید ماند، برعکس آن که مثل ستارگان آسمان کثیر بودید، زیرا که آواز یهوه خدای خود را نشنیدید. bible_en_fa And toward her young one that cometh out from between her feet, and toward her children which she shall bear: for she shall eat them for want of all things secretly in the siege and straitness, wherewith thine enemy shall distress thee in thy gates. و واقع می‌شودچنانکه خداوند بر شما شادی نمود تا به شمااحسان کرده، شما را بیفزاید همچنین خداوند برشما شادی خواهد نمود تا شما را هلاک و نابودگرداند، و ریشه شما از زمینی که برای تصرفش در آن داخل می‌شوید کنده خواهد شد. bible_en_fa If thou wilt not observe to do all the words of this law that are written in this book, that thou mayest fear this glorious and fearful name, THE LORD THY GOD; وخداوند تو را در میان جمیع امتها از کران زمین تاکران دیگرش پراکنده سازد و در آنجا خدایان غیر را از چوب و سنگ که تو و پدرانت نشناخته‌اید، عبادت خواهی کرد. bible_en_fa Then the LORD will make thy plagues wonderful, and the plagues of thy seed, even great plagues, and of long continuance, and sore sicknesses, and of long continuance. و در میان این امتها استراحت نخواهی یافت و برای کف پایت آرامی نخواهد بود، و در آنجا یهوه تو را دل لرزان و کاهیدگی چشم و پژمردگی جان خواهدداد. bible_en_fa Moreover he will bring upon thee all the diseases of Egypt, which thou wast afraid of; and they shall cleave unto thee. و جان تو پیش رویت معلق خواهد بود، وشب و روز ترسناک شده، به‌جان خود اطمینان نخواهی داشت. bible_en_fa Also every sickness, and every plague, which is not written in the book of this law, them will the LORD bring upon thee, until thou be destroyed. بامدادان خواهی گفت: کاش که شام می‌بود، و شامگاهان خواهی گفت: کاش که صبح می‌بود، به‌سبب ترس دلت که به آن خواهی ترسید، و به‌سبب رویت چشمت که خواهی دید.و خداوند تو را در کشتیها ازراهی که به تو گفتم آن را دیگر نخواهی دید به مصر باز خواهد آورد، و خود را در آنجا به دشمنان خویش برای غلامی و کنیزی خواهیدفروخت و مشتری نخواهد بود.» bible_en_fa And ye shall be left few in number, whereas ye were as the stars of heaven for multitude; because thou wouldest not obey the voice of the LORD thy God. و خداوند تو را در کشتیها ازراهی که به تو گفتم آن را دیگر نخواهی دید به مصر باز خواهد آورد، و خود را در آنجا به دشمنان خویش برای غلامی و کنیزی خواهیدفروخت و مشتری نخواهد بود.» bible_en_fa And it shall come to pass, that as the LORD rejoiced over you to do you good, and to multiply you; so the LORD will rejoice over you to destroy you, and to bring you to nought; and ye shall be plucked from off the land whither thou goest to possess it. این است کلمات عهدی که خداوند درزمین موآب به موسی‌امر فرمود که بابنی‌اسرائیل ببندد، سوای آن عهد که با ایشان درحوریب بسته بود. bible_en_fa And the LORD shall scatter thee among all people, from the one end of the earth even unto the other; and there thou shalt serve other gods, which neither thou nor thy fathers have known, even wood and stone. و موسی تمامی اسرائیل را خطاب کرده، به ایشان گفت: «هر‌آنچه خداوند در زمین مصر بافرعون و جمیع بندگانش و تمامی زمینش عمل نمود، شما دیده‌اید. bible_en_fa And among these nations shalt thou find no ease, neither shall the sole of thy foot have rest: but the LORD shall give thee there a trembling heart, and failing of eyes, and sorrow of mind: تجربه های عظیم که چشمان تو دید و آیات و آن معجزات عظیم. bible_en_fa And thy life shall hang in doubt before thee; and thou shalt fear day and night, and shalt have none assurance of thy life: اماخداوند دلی را که بدانید و چشمانی را که ببینید وگوشهایی را که بشنوید تا امروز به شما نداده است. bible_en_fa In the morning thou shalt say, Would God it were even! and at even thou shalt say, Would God it were morning! for the fear of thine heart wherewith thou shalt fear, and for the sight of thine eyes which thou shalt see. و شما را چهل سال در بیابان رهبری نمودم که لباس شما مندرس نگردید، و کفشها درپای شما پاره نشد. bible_en_fa And the LORD shall bring thee into Egypt again with ships, by the way whereof I spake unto thee, Thou shalt see it no more again: and there ye shall be sold unto your enemies for bondmen and bondwomen, and no man shall buy you. نان نخورده و شراب ومسکرت ننوشیده‌اید، تا بدانید که من یهوه خدای شما هستم. bible_en_fa These are the words of the covenant, which the LORD commanded Moses to make with the children of Israel in the land of Moab, beside the covenant which he made with them in Horeb. و چون به اینجا رسیدید، سیحون، ملک حشبون، و عوج، ملک باشان، به مقابله شمابرای جنگ بیرون آمدند و آنها را مغلوب ساختیم. bible_en_fa And Moses called unto all Israel, and said unto them, Ye have seen all that the LORD did before your eyes in the land of Egypt unto Pharaoh, and unto all his servants, and unto all his land; و زمین ایشان را گرفته، به روبینیان وجادیان و نصف سبط منسی به ملکیت دادیم. bible_en_fa The great temptations which thine eyes have seen, the signs, and those great miracles: پس کلمات این عهد را نگاه داشته، بجا آورید تا در هر‌چه کنید کامیاب شوید. bible_en_fa Yet the LORD hath not given you an heart to perceive, and eyes to see, and ears to hear, unto this day. «امروز جمیع شما به حضور یهوه، خدای خود حاضرید، یعنی روسای شما و اسباط شما ومشایخ شما و سروران شما و جمیع مردان اسرائیل. bible_en_fa And I have led you forty years in the wilderness: your clothes are not waxen old upon you, and thy shoe is not waxen old upon thy foot. و اطفال و زنان شما و غریبی که درمیان اردوی شماست از هیزم شکنان تا آب کشان شما. bible_en_fa Ye have not eaten bread, neither have ye drunk wine or strong drink: that ye might know that I am the LORD your God. تا در عهد یهوه خدایت و سوگند او که یهوه خدایت امروز با تو استوار می‌سازد، داخل شوی. bible_en_fa And when ye came unto this place, Sihon the king of Heshbon, and Og the king of Bashan, came out against us unto battle, and we smote them: تا تو را امروز برای خود قومی برقراردارد، و او خدای تو باشد چنانکه به تو گفته است، و چنانکه برای پدرانت، ابراهیم و اسحاق ویعقوب، قسم خورده است. bible_en_fa And we took their land, and gave it for an inheritance unto the Reubenites, and to the Gadites, and to the half tribe of Manasseh. و من این عهد و این قسم را با شما تنها استوار نمی نمایم. bible_en_fa Keep therefore the words of this covenant, and do them, that ye may prosper in all that ye do. بلکه باآنانی که امروز با ما به حضور یهوه خدای ما دراینجا حاضرند، و هم با آنانی که امروز با ما دراینجا حاضر نیستند. bible_en_fa Ye stand this day all of you before the LORD your God; your captains of your tribes, your elders, and your officers, with all the men of Israel, زیرا شما می‌دانید که چگونه در زمین مصر سکونت داشتیم، و چگونه از میان امتهایی که عبور نمودید، گذشتیم. bible_en_fa Your little ones, your wives, and thy stranger that is in thy camp, from the hewer of thy wood unto the drawer of thy water: ورجاسات و بتهای ایشان را از چوب و سنگ ونقره و طلا که در میان ایشان بود، دیدید. bible_en_fa That thou shouldest enter into covenant with the LORD thy God, and into his oath, which the LORD thy God maketh with thee this day: تا درمیان شما مرد یا زن یا قبیله یا سبطی نباشد که دلش امروز از یهوه خدای ما منحرف گشته، برودو خدایان این طوایف را عبادت نماید، مبادا درمیان شما ریشه‌ای باشد که حنظل و افسنتین بارآورد. bible_en_fa That he may establish thee to day for a people unto himself, and that he may be unto thee a God, as he hath said unto thee, and as he hath sworn unto thy fathers, to Abraham, to Isaac, and to Jacob. «و مبادا چون سخنان این لعنت را بشنود دردلش خویشتن را برکت داده، گوید: هر‌چند درسختی دل خود سلوک می‌نمایم تا سیراب و تشنه را با هم هلاک سازم، مرا سلامتی خواهد بود. bible_en_fa Neither with you only do I make this covenant and this oath; خداوند او را نخواهد آمرزید، بلکه در آن وقت خشم و غیرت خداوند بر آن شخص دودافشان خواهد شد، و تمامی لعنتی که در این کتاب مکتوب است، بر آن کس نازل خواهد شد، و خداوند نام او را از زیر آسمان محو خواهدساخت. bible_en_fa But with him that standeth here with us this day before the LORD our God, and also with him that is not here with us this day: و خداوند او را از جمیع اسباطاسرائیل برای بدی جدا خواهد ساخت، موافق جمیع لعنتهای عهدی که در این طومار شریعت مکتوب است. bible_en_fa (For ye know how we have dwelt in the land of Egypt; and how we came through the nations which ye passed by; و طبقه آینده یعنی فرزندان شما که بعد از شما خواهند برخاست، و غریبانی که از زمین دور می‌آیند، خواهند گفت: هنگامی که بلایای این زمین و بیماریهایی که خداوند به آن می‌رساند ببینند. bible_en_fa And ye have seen their abominations, and their idols, wood and stone, silver and gold, which were among them:) و تمامی زمین آن را که کبریت و شوره و آتش شده، نه کاشته می‌شود و نه حاصل می‌روید و هیچ علف در آن نمو نمی کندو مثل انقلاب سدوم و عموره و ادمه صبوئیم که خداوند در غضب و خشم خود آنها را واژگون ساخت، گشته است. bible_en_fa Lest there should be among you man, or woman, or family, or tribe, whose heart turneth away this day from the LORD our God, to go and serve the gods of these nations; lest there should be among you a root that beareth gall and wormwood; پس جمیع امتها خواهندگفت: چرا خداوند با این زمین چنین کرده است وشدت این خشم عظیم از چه سبب است؟ bible_en_fa And it come to pass, when he heareth the words of this curse, that he bless himself in his heart, saying, I shall have peace, though I walk in the imagination of mine heart, to add drunkenness to thirst: آنگاه خواهند گفت: از این جهت که عهد یهوه خدای پدران خود را که به وقت بیرون آوردن ایشان از زمین مصر با ایشان بسته بود، ترک کردند. bible_en_fa The LORD will not spare him, but then the anger of the LORD and his jealousy shall smoke against that man, and all the curses that are written in this book shall lie upon him, and the LORD shall blot out his name from under heaven. و رفته، خدایان غیر را عبادت نموده، به آنهاسجده کردند، خدایانی را که نشناخته بودند وقسمت ایشان نساخته بود. bible_en_fa And the LORD shall separate him unto evil out of all the tribes of Israel, according to all the curses of the covenant that are written in this book of the law: پس خشم خداوندبر این زمین افروخته شده، تمامی لعنت را که دراین کتاب مکتوب است، بر آن آورد. bible_en_fa So that the generation to come of your children that shall rise up after you, and the stranger that shall come from a far land, shall say, when they see the plagues of that land, and the sicknesses which the LORD hath laid upon it; و خداوندریشه ایشان را به غضب و خشم و غیض عظیم، اززمین ایشان کند و به زمین دیگر انداخت، چنانکه امروز شده است.چیزهای مخفی از آن یهوه خدای ماست و اما چیزهای مکشوف تا به ابد ازآن ما و فرزندان ما است، تا جمیع کلمات این شریعت را به عمل آوریم. bible_en_fa And that the whole land thereof is brimstone, and salt, and burning, that it is not sown, nor beareth, nor any grass groweth therein, like the overthrow of Sodom, and Gomorrah, Admah, and Zeboim, which the LORD overthrew in his anger, and in his wrath: چیزهای مخفی از آن یهوه خدای ماست و اما چیزهای مکشوف تا به ابد ازآن ما و فرزندان ما است، تا جمیع کلمات این شریعت را به عمل آوریم. bible_en_fa Even all nations shall say, Wherefore hath the LORD done thus unto this land? what meaneth the heat of this great anger? و چون جمیع این چیزها، یعنی برکت ولعنتی که پیش روی تو گذاشتم بر توعارض شود، و آنها را در میان جمیع امتهایی که یهوه، خدایت، تو را به آنجا خواهد راند، بیادآوری. bible_en_fa Then men shall say, Because they have forsaken the covenant of the LORD God of their fathers, which he made with them when he brought them forth out of the land of Egypt: و تو با فرزندانت با تمامی دل و تمامی جان خود به سوی یهوه خدایت بازگشت نموده، قول او را موافق هر‌آنچه که من امروز به تو امرمی فرمایم، اطاعت نمایی. bible_en_fa For they went and served other gods, and worshipped them, gods whom they knew not, and whom he had not given unto them: آنگاه یهوه خدایت اسیری تو را برگردانیده، بر تو ترحم خواهد کرد، و رجوع کرده، تو را از میان جمیع امتهایی که یهوه، خدایت، تو را به آنجا پراکنده کرده است، جمع خواهد نمود. bible_en_fa And the anger of the LORD was kindled against this land, to bring upon it all the curses that are written in this book: اگر آوارگی تو تا کران آسمان بشود، یهوه، خدایت، تو را از آنجا جمع خواهد کرد و تو را از آنجا خواهد آورد. bible_en_fa And the LORD rooted them out of their land in anger, and in wrath, and in great indignation, and cast them into another land, as it is this day. ویهوه، خدایت، تو را به زمینی که پدرانت مالک آن بودند خواهد آورد، و مالک آن خواهی شد، و برتو احسان نموده، تو را بیشتر از پدرانت خواهدافزود. bible_en_fa The secret things belong unto the LORD our God: but those things which are revealed belong unto us and to our children for ever, that we may do all the words of this law. «و یهوه خدایت دل تو و دل ذریت تو رامختون خواهد ساخت تا یهوه خدایت را به تمامی دل و تمامی جان خود دوست داشته، زنده بمانی. bible_en_fa And it shall come to pass, when all these things are come upon thee, the blessing and the curse, which I have set before thee, and thou shalt call them to mind among all the nations, whither the LORD thy God hath driven thee, و یهوه خدایت جمیع این لعنتها را بردشمنان و بر خصمانت که تو را آزردند، نازل خواهد گردانید. bible_en_fa And shalt return unto the LORD thy God, and shalt obey his voice according to all that I command thee this day, thou and thy children, with all thine heart, and with all thy soul; و تو بازگشت نموده، قول خداوند را اطاعت خواهی کرد، و جمیع اوامر او را که من امروز به تو امر می‌فرمایم، بجا خواهی آورد. bible_en_fa That then the LORD thy God will turn thy captivity, and have compassion upon thee, and will return and gather thee from all the nations, whither the LORD thy God hath scattered thee. و یهوه، خدایت، تو را در تمامی اعمال دستت و در میوه بطنت و نتایج بهایمت ومحصول زمینت به نیکویی خواهد افزود، زیراخداوند بار دیگر بر تو برای نیکویی شادی خواهد کرد، چنانکه بر پدران تو شادی نمود. bible_en_fa If any of thine be driven out unto the outmost parts of heaven, from thence will the LORD thy God gather thee, and from thence will he fetch thee: اگر آواز یهوه خدای خود را اطاعت نموده، اوامر و فرایض او را که در طومار این شریعت مکتوب است، نگاه داری، و به سوی یهوه، خدای خود، با تمامی دل و تمامی جان بازگشت نمایی. bible_en_fa And the LORD thy God will bring thee into the land which thy fathers possessed, and thou shalt possess it; and he will do thee good, and multiply thee above thy fathers. «زیرا این حکمی که من امروز به تو امرمی فرمایم، برای تو مشکل نیست و از تو دورنیست. bible_en_fa And the LORD thy God will circumcise thine heart, and the heart of thy seed, to love the LORD thy God with all thine heart, and with all thy soul, that thou mayest live. نه در آسمان است تا بگویی کیست که به آسمان برای ما صعود کرده، آن را نزد ما بیاوردو آن را به ما بشنواند تا به عمل آوریم. bible_en_fa And the LORD thy God will put all these curses upon thine enemies, and on them that hate thee, which persecuted thee. و نه آن طرف دریا که بگویی کیست که برای ما به آنطرف دریا عبور کرده، آن را نزد ما بیاورد و به ما بشنواندتا به عمل آوریم. bible_en_fa And thou shalt return and obey the voice of the LORD, and do all his commandments which I command thee this day. بلکه این کلام، بسیار نزدیک توست و در دهان و دل توست تا آن را بجا آوری. bible_en_fa And the LORD thy God will make thee plenteous in every work of thine hand, in the fruit of thy body, and in the fruit of thy cattle, and in the fruit of thy land, for good: for the LORD will again rejoice over thee for good, as he rejoiced over thy fathers: «ببین امروز حیات و نیکویی و موت و بدی را پیش روی تو گذاشتم. bible_en_fa If thou shalt hearken unto the voice of the LORD thy God, to keep his commandments and his statutes which are written in this book of the law, and if thou turn unto the LORD thy God with all thine heart, and with all thy soul. چونکه من امروز تورا امر می‌فرمایم که یهوه خدای خود را دوست بداری و در طریقهای او رفتار نمایی، و اوامر وفرایض و احکام او را نگاه داری تا زنده مانده، افزوده شوی، و تا یهوه، خدایت، تو را در زمینی که برای تصرفش به آن داخل می‌شوی، برکت دهد. bible_en_fa For this commandment which I command thee this day, it is not hidden from thee, neither is it far off. لیکن اگر دل تو برگردد و اطاعت ننمایی و فریفته شده، خدایان غیر را سجده و عبادت نمایی، bible_en_fa It is not in heaven, that thou shouldest say, Who shall go up for us to heaven, and bring it unto us, that we may hear it, and do it? پس امروز به شما اطلاع می‌دهم که البته هلاک خواهید شد، و در زمینی که از اردن عبور می‌کنید تا در آن داخل شده، تصرف نمایید، عمر طویل نخواهید داشت. bible_en_fa Neither is it beyond the sea, that thou shouldest say, Who shall go over the sea for us, and bring it unto us, that we may hear it, and do it? امروز آسمان وزمین را بر شما شاهد می‌آورم که حیات و موت وبرکت و لعنت را پیش روی تو گذاشتم، پس حیات را برگزین تا تو با ذریتت زنده بمانی.و تایهوه خدای خود را دوست بداری و آواز او رابشنوی و با او ملصق شوی، زیرا که او حیات تو ودرازی عمر توست تا در زمینی که خداوند برای پدرانت، ابراهیم و اسحاق و یعقوب، قسم خوردکه آن را به ایشان بدهد، ساکن شوی.» bible_en_fa But the word is very nigh unto thee, in thy mouth, and in thy heart, that thou mayest do it. و تایهوه خدای خود را دوست بداری و آواز او رابشنوی و با او ملصق شوی، زیرا که او حیات تو ودرازی عمر توست تا در زمینی که خداوند برای پدرانت، ابراهیم و اسحاق و یعقوب، قسم خوردکه آن را به ایشان بدهد، ساکن شوی.» bible_en_fa See, I have set before thee this day life and good, and death and evil; و موسی رفته، این سخنان را به تمامی اسرائیل بیان کرد، bible_en_fa In that I command thee this day to love the LORD thy God, to walk in his ways, and to keep his commandments and his statutes and his judgments, that thou mayest live and multiply: and the LORD thy God shall bless thee in the land whither thou goest to possess it. و به ایشان گفت: «من امروز صد و بیست ساله هستم و دیگر طاقت خروج و دخول ندارم، و خداوند به من گفته است که از این اردن عبور نخواهی کرد. bible_en_fa But if thine heart turn away, so that thou wilt not hear, but shalt be drawn away, and worship other gods, and serve them; یهوه خدای تو، خود به حضور تو عبور خواهد کرد، و او این امتها را از حضور تو هلاک خواهد ساخت، تا آنهارا به تصرف آوری، و یوشع نیز پیش روی توعبور خواهد نمود چنانکه خداوند گفته است. bible_en_fa I denounce unto you this day, that ye shall surely perish, and that ye shall not prolong your days upon the land, whither thou passest over Jordan to go to possess it. وخداوند چنانکه به سیحون و عوج، دو پادشاه اموریان، که هلاک ساخت و به زمین ایشان عمل نمود به اینها نیز رفتار خواهد کرد. bible_en_fa I call heaven and earth to record this day against you, that I have set before you life and death, blessing and cursing: therefore choose life, that both thou and thy seed may live: پس چون خداوند ایشان را به‌دست شما تسلیم کند شما باایشان موافق تمامی حکمی که به شما امرفرمودم، رفتار نمایید. bible_en_fa That thou mayest love the LORD thy God, and that thou mayest obey his voice, and that thou mayest cleave unto him: for he is thy life, and the length of thy days: that thou mayest dwell in the land which the LORD sware unto thy fathers, to Abraham, to Isaac, and to Jacob, to give them. قوی و دلیر باشید و ازایشان ترسان و هراسان مباشید، زیرا یهوه، خدایت، خود با تو می‌رود و تو را وا نخواهدگذاشت و ترک نخواهد نمود.» bible_en_fa And Moses went and spake these words unto all Israel. و موسی یوشع را خوانده، در نظر تمامی اسرائیل به او گفت: «قوی و دلیر باش زیرا که توبا این قوم به زمینی که خداوند برای پدران ایشان قسم خورد که به ایشان بدهد داخل خواهی شد، و تو آن را برای ایشان تقسیم خواهی نمود. bible_en_fa And he said unto them, I am an hundred and twenty years old this day; I can no more go out and come in: also the LORD hath said unto me, Thou shalt not go over this Jordan. و خداوند خود پیش روی تومی رود او با تو خواهد بود و تو را وانخواهدگذاشت و ترک نخواهد نمود پس ترسان وهراسان مباش.» bible_en_fa The LORD thy God, he will go over before thee, and he will destroy these nations from before thee, and thou shalt possess them: and Joshua, he shall go over before thee, as the LORD hath said. و موسی این تورات را نوشته، آن را به بنی لاوی کهنه که تابوت عهد خداوند رابرمی داشتند و به جمیع مشایخ اسرائیل سپرد. bible_en_fa And the LORD shall do unto them as he did to Sihon and to Og, kings of the Amorites, and unto the land of them, whom he destroyed. و موسی ایشان را امر فرموده، گفت: «که درآخر هر هفت سال، در وقت معین سال انفکاک درعید خیمه‌ها، bible_en_fa And the LORD shall give them up before your face, that ye may do unto them according unto all the commandments which I have commanded you. چون جمیع اسرائیل بیایند تا به حضور یهوه خدای تو در مکانی که او برگزیندحاضر شوند، آنگاه این تورات را پیش جمیع اسرائیل در سمع ایشان بخوان. bible_en_fa Be strong and of a good courage, fear not, nor be afraid of them: for the LORD thy God, he it is that doth go with thee; he will not fail thee, nor forsake thee. قوم را از مردان و زنان و اطفال و غریبانی که در دروازه های توباشند جمع کن تا بشنوند، و تعلیم یافته، از یهوه خدای شما بترسند و به عمل نمودن جمیع سخنان این تورات هوشیار باشند. bible_en_fa And Moses called unto Joshua, and said unto him in the sight of all Israel, Be strong and of a good courage: for thou must go with this people unto the land which the LORD hath sworn unto their fathers to give them; and thou shalt cause them to inherit it. و تا پسران ایشان که ندانسته‌اند، بشنوند، و تعلیم یابند، تامادامی که شما بر زمینی که برای تصرفش از اردن عبور می‌کنید زنده باشید، از یهوه خدای شمابترسند.» bible_en_fa And the LORD, he it is that doth go before thee; he will be with thee, he will not fail thee, neither forsake thee: fear not, neither be dismayed. و خداوند به موسی گفت: «اینک ایام مردن تو نزدیک است، یوشع را طلب نما و در خیمه اجتماع حاضر شوید تا او را وصیت نمایم.» پس موسی و یوشع رفته، در خیمه اجتماع حاضرشدند. bible_en_fa And Moses wrote this law, and delivered it unto the priests the sons of Levi, which bare the ark of the covenant of the LORD, and unto all the elders of Israel. و خداوند در ستون ابر در خیمه ظاهرشد و ستون ابر، بر در خیمه ایستاد. bible_en_fa And Moses commanded them, saying, At the end of every seven years, in the solemnity of the year of release, in the feast of tabernacles, و خداوند به موسی گفت: «اینک با پدران خود می‌خوابی و این قوم برخاسته، در‌پی خدایان بیگانه زمینی که ایشان به آنجا در میان آنها می‌روند، زنا خواهند کرد و مرا ترک کرده، عهدی را که با ایشان بستم خواهند شکست. bible_en_fa When all Israel is come to appear before the LORD thy God in the place which he shall choose, thou shalt read this law before all Israel in their hearing. ودر آن روز، خشم من بر ایشان مشتعل شده، ایشان را ترک خواهم نمود، و روی خود را از ایشان پنهان کرده، تلف خواهند شد، و بدیها و تنگیهای بسیار به ایشان خواهد رسید، به حدی که در آن روز خواهند گفت: «آیا این بدیها به ما نرسید ازاین جهت که خدای ما در میان ما نیست؟» bible_en_fa Gather the people together, men, and women, and children, and thy stranger that is within thy gates, that they may hear, and that they may learn, and fear the LORD your God, and observe to do all the words of this law: و به‌سبب تمامی بدی که کرده‌اند که به سوی خدایان غیر برگشته‌اند من در آن روز البته روی خود راپنهان خواهم کرد. bible_en_fa And that their children, which have not known any thing, may hear, and learn to fear the LORD your God, as long as ye live in the land whither ye go over Jordan to possess it. پس الان این سرود را برای خود بنویسید و تو آن را به بنی‌اسرائیل تعلیم داده، آن را در دهان ایشان بگذار تا این سرود برای من بر بنی‌اسرائیل شاهد باشد. bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Behold, thy days approach that thou must die: call Joshua, and present yourselves in the tabernacle of the congregation, that I may give him a charge. And Moses and Joshua went, and presented themselves in the tabernacle of the congregation. زیرا چون ایشان را به زمینی که برای پدران ایشان قسم خورده بودم که به شیر و شهد جاری است، درآورده باشم، و چون ایشان خورده، و سیر شده، و فربه گشته باشند، آنگاه ایشان به سوی خدایان غیر برگشته، آنها را عبادت خواهند نمود، و مرااهانت کرده، عهد مرا خواهند شکست. bible_en_fa And the LORD appeared in the tabernacle in a pillar of a cloud: and the pillar of the cloud stood over the door of the tabernacle. و چون بدیها و تنگیهای بسیار بر ایشان عارض شده باشد، آنگاه این سرود مثل شاهد پیش روی ایشان شهادت خواهد داد، زیرا که از دهان ذریت ایشان فراموش نخواهد شد، زیرا خیالات ایشان را نیزکه امروز دارند می‌دانم، قبل از آن که ایشان را به زمینی که درباره آن قسم خوردم، درآورم.» bible_en_fa And the LORD said unto Moses, Behold, thou shalt sleep with thy fathers; and this people will rise up, and go a whoring after the gods of the strangers of the land, whither they go to be among them, and will forsake me, and break my covenant which I have made with them. پس موسی این سرود را در همان روز نوشته، به بنی‌اسرائیل تعلیم داد. bible_en_fa Then my anger shall be kindled against them in that day, and I will forsake them, and I will hide my face from them, and they shall be devoured, and many evils and troubles shall befall them; so that they will say in that day. Are not these evils come upon us, because our God is not among us? و یوشع بن نون را وصیت نموده، گفت: «قوی و دلیر باش زیرا که تو بنی‌اسرائیل را به زمینی که برای ایشان قسم خوردم داخل خواهی ساخت، و من با تو خواهم بود.» bible_en_fa And I will surely hide my face in that day for all the evils which they shall have wrought, in that they are turned unto other gods. و واقع شد که چون موسی نوشتن کلمات این تورات را در کتاب، تمام به انجام رسانید، bible_en_fa Now therefore write ye this song for you, and teach it the children of Israel: put it in their mouths, that this song may be a witness for me against the children of Israel. موسی به لاویانی که تابوت عهد خداوند رابرمی داشتند وصیت کرده، گفت: bible_en_fa For when I shall have brought them into the land which I sware unto their fathers, that floweth with milk and honey; and they shall have eaten and filled themselves, and waxen fat; then will they turn unto other gods, and serve them, and provoke me, and break my covenant. «این کتاب تورات را بگیرید و آن را در پهلوی تابوت عهدیهوه، خدای خود، بگذارید تا در آنجا برای شماشاهد باشد. bible_en_fa And it shall come to pass, when many evils and troubles are befallen them, that this song shall testify against them as a witness; for it shall not be forgotten out of the mouths of their seed: for I know their imagination which they go about, even now, before I have brought them into the land which I sware. زیرا که من تمرد و گردن کشی شمارا می‌دانم، اینک امروز که من هنوز با شما زنده هستم بر خداوند فتنه انگیخته‌اید، پس چند مرتبه زیاده بعد از وفات من. bible_en_fa Moses therefore wrote this song the same day, and taught it the children of Israel. جمیع مشایخ اسباط وسروران خود را نزد من جمع کنید تا این سخنان رادر گوش ایشان بگویم، و آسمان و زمین را برایشان شاهد بگیرم. bible_en_fa And he gave Joshua the son of Nun a charge, and said, Be strong and of a good courage: for thou shalt bring the children of Israel into the land which I sware unto them: and I will be with thee. زیرا می‌دانم که بعد ازوفات من خویشتن را بالکل فاسد گردانیده، ازطریقی که به شما امر فرمودم خواهید برگشت، ودر روزهای آخر بدی بر شما عارض خواهد شد، زیرا که آنچه در نظر خداوند بد است خواهیدکرد، و از اعمال دست خود، خشم خداوند را به هیجان خواهید آورد.»پس موسی کلمات این سرود را در گوش تمامی جماعت اسرائیل تمام گفت: سرود موسی ای آسمان گوش بگیر تا بگویم. bible_en_fa And it came to pass, when Moses had made an end of writing the words of this law in a book, until they were finished, پس موسی کلمات این سرود را در گوش تمامی جماعت اسرائیل تمام گفت: سرود موسی ای آسمان گوش بگیر تا بگویم. bible_en_fa That Moses commanded the Levites, which bare the ark of the covenant of the LORD, saying, و زمین سخنان دهانم را بشنود. bible_en_fa Take this book of the law, and put it in the side of the ark of the covenant of the LORD your God, that it may be there for a witness against thee. تعلیم من مثل باران خواهد بارید. و کلام من مثل شبنم خواهد ریخت. مثل قطره های باران بر سبزه تازه، و مثل بارشها بر نباتات. bible_en_fa For I know thy rebellion, and thy stiff neck: behold, while I am yet alive with you this day, ye have been rebellious against the LORD; and how much more after my death? زیرا که نام یهوه را ندا خواهم کرد. خدای ما رابه عظمت وصف نمایید. bible_en_fa Gather unto me all the elders of your tribes, and your officers, that I may speak these words in their ears, and call heaven and earth to record against them. او صخره است و اعمال او کامل. زیرا همه طریقهای او انصاف است. خدای امین و از ظلم مبرا. عادل و راست است او. bible_en_fa For I know that after my death ye will utterly corrupt yourselves, and turn aside from the way which I have commanded you; and evil will befall you in the latter days; because ye will do evil in the sight of the LORD, to provoke him to anger through the work of your hands. ایشان خود را فاسد نموده، فرزندان او نیستندبلکه عیب ایشانند. طبقه کج و متمردند. bible_en_fa And Moses spake in the ears of all the congregation of Israel the words of this song, until they were ended. آیا خداوند را چنین مکافات می‌دهید، ای قوم احمق و غیر حکیم. آیا او پدر و مالک تو نیست. او تو را آفرید و استوار نمود. bible_en_fa Give ear, O ye heavens, and I will speak; and hear, O earth, the words of my mouth. ایام قدیم را بیاد آور. در سالهای دهر به دهرتامل نما. از پدر خود بپرس تا تو را آگاه سازد. واز مشایخ خویش تا تو را اطلاع دهند. bible_en_fa My doctrine shall drop as the rain, my speech shall distil as the dew, as the small rain upon the tender herb, and as the showers upon the grass: چون حضرت اعلی به امتها نصیب ایشان را دادو بنی آدم را منتشر ساخت، آنگاه حدود امتها راقرار داد، برحسب شماره بنی‌اسرائیل. bible_en_fa Because I will publish the name of the LORD: ascribe ye greatness unto our God. زیرا که نصیب یهوه قوم وی است. و یعقوب قرعه میراث اوست. bible_en_fa He is the Rock, his work is perfect: for all his ways are judgment: a God of truth and without iniquity, just and right is he. او را در زمین ویران یافت. و در بیابان خراب وهولناک. او را احاطه کرده، منظور داشت. و او را مثل مردمک چشم خود محافظت نمود. bible_en_fa They have corrupted themselves, their spot is not the spot of his children: they are a perverse and crooked generation. مثل عقابی که آشیانه خود را حرکت دهد. وبچه های خود را فرو‌گیرد. و بالهای خود را پهن کرده، آنها را بردارد. و آنها را بر پرهای خود ببرد. bible_en_fa Do ye thus requite the LORD, O foolish people and unwise? is not he thy father that hath bought thee? hath he not made thee, and established thee? همچنین خداوند تنها او را رهبری نمود. وهیچ خدای بیگانه با وی نبود. bible_en_fa Remember the days of old, consider the years of many generations: ask thy father, and he will shew thee; thy elders, and they will tell thee. او را بر بلندیهای زمین سوار کرد تا ازمحصولات زمین بخورد. و شهد را از صخره به اوداد تا مکید. و روغن را از سنگ خارا. bible_en_fa When the most High divided to the nations their inheritance, when he separated the sons of Adam, he set the bounds of the people according to the number of the children of Israel. کره گاوان و شیر گوسفندان را با پیه بره‌ها وقوچها را از جنس باشان و بزها. و پیه گرده های گندم را. و شراب از عصیر انگور نوشیدی. bible_en_fa For the LORD's portion is his people; Jacob is the lot of his inheritance. لیکن یشورون فربه شده، لگد زد. تو فربه وتنومند و چاق شده‌ای. پس خدایی را که او راآفریده بود، ترک کرد. و صخره نجات خود راحقیر شمرد. bible_en_fa He found him in a desert land, and in the waste howling wilderness; he led him about, he instructed him, he kept him as the apple of his eye. او را به خدایان غریب به غیرت آوردند. وخشم او را به رجاسات جنبش دادند. bible_en_fa As an eagle stirreth up her nest, fluttereth over her young, spreadeth abroad her wings, taketh them, beareth them on her wings: برای دیوهایی که خدایان نبودند، قربانی گذرانیدند، برای خدایانی که نشناخته بودند، برای خدایان جدید که تازه به وجود آمده، وپدران ایشان از آنها نترسیده بودند. bible_en_fa So the LORD alone did lead him, and there was no strange god with him. و به صخره‌ای که تو را تولید نمود، اعتناننمودی. و خدای آفریننده خود را فراموش کردی. bible_en_fa He made him ride on the high places of the earth, that he might eat the increase of the fields; and he made him to suck honey out of the rock, and oil out of the flinty rock; چون یهوه این را دید ایشان را مکروه داشت. چونکه پسران و دخترانش خشم او را به هیجان آوردند. bible_en_fa Butter of kine, and milk of sheep, with fat of lambs, and rams of the breed of Bashan, and goats, with the fat of kidneys of wheat; and thou didst drink the pure blood of the grape. پس گفت روی خود را از ایشان خواهم پوشید. تا ببینم که عاقبت ایشان چه خواهد بود.زیرا طبقه بسیار گردن کشند. و فرزندانی که امانتی در ایشان نیست. bible_en_fa But Jeshurun waxed fat, and kicked: thou art waxen fat, thou art grown thick, thou art covered with fatness; then he forsook God which made him, and lightly esteemed the Rock of his salvation. ایشان مرا به آنچه خدا نیست به غیرت آوردند. و به اباطیل خود مرا خشمناک گردانیدند. و من ایشان را به آنچه قوم نیست به غیرت خواهم آورد. و به امت باطل، ایشان را خشمناک خواهم ساخت. bible_en_fa They provoked him to jealousy with strange gods, with abominations provoked they him to anger. زیرا آتشی در غضب من افروخته شده. و تاهاویه پایین‌ترین شعله‌ور شده است. و زمین را باحاصلش می‌سوزاند. و اساس کوهها را آتش خواهد زد. bible_en_fa They sacrificed unto devils, not to God; to gods whom they knew not, to new gods that came newly up, whom your fathers feared not. بر ایشان بلایا را جمع خواهم کرد. و تیرهای خود را تمام بر ایشان صرف خواهم نمود. bible_en_fa Of the Rock that begat thee thou art unmindful, and hast forgotten God that formed thee. از گرسنگی کاهیده، و از آتش تب، و از وبای تلخ تلف می‌شوند. و دندانهای وحوش را به ایشان خواهم فرستاد، با زهر خزندگان زمین. bible_en_fa And when the LORD saw it, he abhorred them, because of the provoking of his sons, and of his daughters. شمشیر از بیرون و دهشت از اندرون. ایشان رابی اولاد خواهد ساخت. هم جوان و هم دوشیزه را. شیرخواره را با ریش سفید هلاک خواهد کرد. bible_en_fa And he said, I will hide my face from them, I will see what their end shall be: for they are a very froward generation, children in whom is no faith. می‌گفتم ایشان را پراکنده کنم و ذکر ایشان را ازمیان مردم، باطل سازم. bible_en_fa They have moved me to jealousy with that which is not God; they have provoked me to anger with their vanities: and I will move them to jealousy with those which are not a people; I will provoke them to anger with a foolish nation. اگر از کینه دشمن نمی ترسیدم که مبادامخالفان ایشان برعکس آن فکر کنند، و بگوینددست ما بلند شده، و یهوه همه این را نکرده است. bible_en_fa For a fire is kindled in mine anger, and shall burn unto the lowest hell, and shall consume the earth with her increase, and set on fire the foundations of the mountains. زیرا که ایشان قوم گم کرده تدبیر هستند. و درایشان بصیرتی نیست. bible_en_fa I will heap mischiefs upon them; I will spend mine arrows upon them. کاش که حکیم بوده، این را می‌فهمیدید. و درعاقبت خود تامل می‌نمودند. bible_en_fa They shall be burnt with hunger, and devoured with burning heat, and with bitter destruction: I will also send the teeth of beasts upon them, with the poison of serpents of the dust. چگونه یک نفر هزار را تعاقب می‌کرد. و دو نفرده هزار را منهزم می‌ساختند. اگر صخره ایشان، ایشان را نفروخته. و خداوند، ایشان را تسلیم ننموده بود. bible_en_fa The sword without, and terror within, shall destroy both the young man and the virgin, the suckling also with the man of gray hairs. زیرا که صخره ایشان مثل صخره ما نیست. اگرچه هم دشمنان ما خود، حکم باشند. bible_en_fa I said, I would scatter them into corners, I would make the remembrance of them to cease from among men: زیرا که مو ایشان از موهای سدوم است، و ازتاکستانهای عموره. انگورهای ایشان انگورهای حنظل است، و خوشه های ایشان تلخ است. bible_en_fa Were it not that I feared the wrath of the enemy, lest their adversaries should behave themselves strangely, and lest they should say, Our hand is high, and the LORD hath not done all this. شراب ایشان زهر اژدرهاست. و سم قاتل افعی. bible_en_fa For they are a nation void of counsel, neither is there any understanding in them. آیا این نزد من مکنون نیست. و درخزانه های من مختوم نی. bible_en_fa O that they were wise, that they understood this, that they would consider their latter end! انتقام و جزا از آن من است، هنگامی که پایهای ایشان بلغزد، زیرا که روز هلاکت ایشان نزدیک است و قضای ایشان می‌شتابد. bible_en_fa How should one chase a thousand, and two put ten thousand to flight, except their Rock had sold them, and the LORD had shut them up? زیرا خداوند، قوم خود را داوری خواهدنمود. و بر بندگان خویش شفقت خواهد کرد. چون می‌بیند که قوت ایشان نابود شده، وهیچکس چه غلام و چه آزاد باقی نیست. bible_en_fa For their rock is not as our Rock, even our enemies themselves being judges. و خواهد گفت: خدایان ایشان کجایند، وصخره‌ای که بر آن اعتماد می‌داشتند. bible_en_fa For their vine is of the vine of Sodom, and of the fields of Gomorrah: their grapes are grapes of gall, their clusters are bitter: که پیه قربانی های ایشان را می‌خوردند. و شراب هدایای ریختنی‌ایشان را می‌نوشیدند. آنهابرخاسته، شما را امداد کنند. و برای شما ملجاباشند. bible_en_fa Their wine is the poison of dragons, and the cruel venom of asps. الان ببینید که من خود، او هستم. و با من خدای دیگری نیست. من می‌میرانم و زنده می‌کنم. مجروح می‌کنم و شفا می‌دهم. و از دست من رهاننده‌ای نیست. bible_en_fa Is not this laid up in store with me, and sealed up among my treasures? زیرا که دست خود را به آسمان برمی افرازم، ومی گویم که من تا ابدالاباد زنده هستم. bible_en_fa To me belongeth vengeance, and recompence; their foot shall slide in due time: for the day of their calamity is at hand, and the things that shall come upon them make haste. اگر شمشیر براق خود را تیز کنم. و قصاص رابه‌دست خود گیرم. آنگاه از دشمنان خود انتقام خواهم کشید. و به خصمان خود مکافات خواهم رسانید. bible_en_fa For the LORD shall judge his people, and repent himself for his servants, when he seeth that their power is gone, and there is none shut up, or left. تیرهای خود را از خون مست خواهم ساخت. و شمشیر من گوشت را خواهد خورد. از خون کشتگان و اسیران، با روسای سروران دشمن. bible_en_fa And he shall say, Where are their gods, their rock in whom they trusted, ‌ای امتها با قوم او آواز شادمانی دهید. زیراانتقام خون بندگان خود را گرفته است. و ازدشمنان خود انتقام کشیده و برای زمین خود وقوم خویش کفاره نموده است. bible_en_fa Which did eat the fat of their sacrifices, and drank the wine of their drink offerings? let them rise up and help you, and be your protection. و موسی آمده، تمامی سخنان این سرود رابه سمع قوم رسانید، او و یوشع بن نون. bible_en_fa See now that I, even I, am he, and there is no god with me: I kill, and I make alive; I wound, and I heal: neither is there any that can deliver out of my hand. و چون موسی از گفتن همه این سخنان به تمامی اسرائیل فارغ شد، bible_en_fa For I lift up my hand to heaven, and say, I live for ever. به ایشان گفت: «دل خود را به همه سخنانی که من امروز به شما شهادت می‌دهم، مشغول سازید، تا فرزندان خود را حکم دهید که متوجه شده، تمامی کلمات این تورات را به عمل آورند. bible_en_fa If I whet my glittering sword, and mine hand take hold on judgment; I will render vengeance to mine enemies, and will reward them that hate me. زیرا که این برای شما امر باطل نیست، بلکه حیات شماست، و به واسطه این امر، عمرخود را در زمینی که شما برای تصرفش از اردن به آنجا عبور می‌کنید، طویل خواهید ساخت.» bible_en_fa I will make mine arrows drunk with blood, and my sword shall devour flesh; and that with the blood of the slain and of the captives, from the beginning of revenges upon the enemy. و خداوند در همان روز موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa Rejoice, O ye nations, with his people: for he will avenge the blood of his servants, and will render vengeance to his adversaries, and will be merciful unto his land, and to his people. «به این کوه عباریم یعنی جبل نبوکه در زمین موآب در مقابل اریحاست برآی، وزمین کنعان را که من آن را به بنی‌اسرائیل به ملکیت می‌دهم ملاحظه کن. bible_en_fa And Moses came and spake all the words of this song in the ears of the people, he, and Hoshea the son of Nun. و تو در کوهی که به آن برمی آیی وفات کرده، به قوم خود ملحق شو، چنانکه برادرت هارون در کوه هور مرد و به قوم خود ملحق شد. bible_en_fa And Moses made an end of speaking all these words to all Israel: زیرا که شما در میان بنی‌اسرائیل نزد آب مریبا قادش در بیابان سین به من تقصیر نمودید، چون که مرا در میان بنی‌اسرائیل تقدیس نکردید.پس زمین را پیش روی خود خواهی دید، لیکن به آنجا به زمینی که به بنی‌اسرائیل می‌دهم، داخل نخواهی شد.» bible_en_fa And he said unto them, Set your hearts unto all the words which I testify among you this day, which ye shall command your children to observe to do, all the words of this law. پس زمین را پیش روی خود خواهی دید، لیکن به آنجا به زمینی که به بنی‌اسرائیل می‌دهم، داخل نخواهی شد.» bible_en_fa For it is not a vain thing for you; because it is your life: and through this thing ye shall prolong your days in the land, whither ye go over Jordan to possess it. و این است برکتی که موسی، مرد خدا، قبل از وفاتش به بنی‌اسرائیل برکت داده، bible_en_fa And the LORD spake unto Moses that selfsame day, saying, گفت: «یهوه از سینا آمد، و از سعیر برایشان طلوع نمود. و از جبل فاران درخشان گردید. و با کرورهای مقدسین آمد، و از دست راست او برای ایشان شریعت آتشین پدید آمد. bible_en_fa Get thee up into this mountain Abarim, unto mount Nebo, which is in the land of Moab, that is over against Jericho; and behold the land of Canaan, which I give unto the children of Israel for a possession: به درستی که قوم خود را دوست می‌دارد. وجمیع مقدسانش در دست تو هستند. و نزدپایهای تو نشسته، هر یکی از کلام تو بهره‌مندمی شوند. bible_en_fa And die in the mount whither thou goest up, and be gathered unto thy people; as Aaron thy brother died in mount Hor, and was gathered unto his people: موسی برای ما شریعتی امر فرمود که میراث جماعت یعقوب است. bible_en_fa Because ye trespassed against me among the children of Israel at the waters of Meribah-Kadesh, in the wilderness of Zin; because ye sanctified me not in the midst of the children of Israel. و او در یشورون پادشاه بود هنگامی که روسای قوم اسباطاسرائیل با هم جمع شدند. bible_en_fa Yet thou shalt see the land before thee; but thou shalt not go thither unto the land which I give the children of Israel. روبین زنده بماند ونمیرد. و مردان او در شماره کم نباشند.» bible_en_fa And this is the blessing, wherewith Moses the man of God blessed the children of Israel before his death. و این است درباره یهودا که گفت: «ای خداوند آواز یهودا رابشنو. و او را به قوم خودش برسان. به‌دستهای خود برای خویشتن جنگ می‌کند. و تو از دشمنانش معاون می‌باشی.» bible_en_fa And he said, The LORD came from Sinai, and rose up from Seir unto them; he shined forth from mount Paran, and he came with ten thousands of saints: from his right hand went a fiery law for them. و درباره لاوی گفت: «تمیم و اوریم تو نزدمرد مقدس توست. که او را در مسا امتحان نمودی. و با او نزد آب مریبا منازعت کردی. bible_en_fa Yea, he loved the people; all his saints are in thy hand: and they sat down at thy feet; every one shall receive of thy words. که درباره پدر و مادر خود گفت که ایشان را ندیده‌ام و برادران خود را نشناخت. و پسران خود راندانست. زیرا که کلام تو را نگاه می‌داشتند. و عهدتو را محافظت می‌نمودند. bible_en_fa Moses commanded us a law, even the inheritance of the congregation of Jacob. احکام تو را به یعقوب تعلیم خواهند داد. و شریعت تو را به اسرائیل. بخور به حضور تو خواهند‌آورد. وقربانی های سوختنی بر مذبح تو. bible_en_fa And he was king in Jeshurun, when the heads of the people and the tribes of Israel were gathered together. ‌ای خداونداموال او را برکت بده، و اعمال دستهای او را قبول فرما. کمرهای مقاومت کنندگانش را بشکن. کمرهای خصمان او را که دیگر برنخیزند.» bible_en_fa Let Reuben live, and not die; and let not his men be few. و درباره بنیامین گفت: «حبیب خداوند نزدوی ایمن ساکن می‌شود. تمامی روز او را مستورمی سازد. و در میان کتفهایش ساکن می‌شود.» bible_en_fa And this is the blessing of Judah: and he said, Hear, LORD, the voice of Judah, and bring him unto his people: let his hands be sufficient for him; and be thou an help to him from his enemies. و درباره یوسف گفت: «زمینش از خداوندمبارک باد، از نفایس آسمان و از شبنم، و از لجه هاکه در زیرش مقیم است. bible_en_fa And of Levi he said, Let thy Thummim and thy Urim be with thy holy one, whom thou didst prove at Massah, and with whom thou didst strive at the waters of Meribah; از نفایس محصولات آفتاب و از نفایس نباتات ماه. bible_en_fa Who said unto his father and to his mother, I have not seen him; neither did he acknowledge his brethren, nor knew his own children: for they have observed thy word, and kept thy covenant. از فخرهای کوههای قدیم، و از نفایس تلهای جاودانی. bible_en_fa They shall teach Jacob thy judgments, and Israel thy law: they shall put incense before thee, and whole burnt sacrifice upon thine altar. ازنفایس زمین و پری آن، و از رضامندی او که دربوته ساکن بود. برکت بر سر یوسف برسد. و برفرق سر آنکه از برادران خود ممتاز گردید. bible_en_fa Bless, LORD, his substance, and accept the work of his hands: smite through the loins of them that rise against him, and of them that hate him, that they rise not again. جاه او مثل نخست زاده گاوش باشد. و شاخهایش مثل شاخهای گاو وحشی. با آنها امتها را جمیع تا به اقصای زمین خواهد زد. و اینانند ده هزارهای افرایم و هزارهای منسی.» bible_en_fa And of Benjamin he said, The beloved of the LORD shall dwell in safety by him; and the LORD shall cover him all the day long, and he shall dwell between his shoulders. و درباره زبولون گفت: «ای زبولون در بیرون رفتنت شاد باش، و تو‌ای یساکار در خیمه های خویش. bible_en_fa And of Joseph he said, Blessed of the LORD be his land, for the precious things of heaven, for the dew, and for the deep that coucheth beneath, قومها را به کوه دعوت خواهند نمود. در آنجا قربانی های عدالت را خواهند گذرانید.زیرا که فراوانی دریا را خواهند مکید. وخزانه های مخفی ریگ را.» bible_en_fa And for the precious fruits brought forth by the sun, and for the precious things put forth by the moon, و درباره جاد گفت: «متبارک باد آنکه جاد را وسیع گرداند. مثل شیرماده ساکن باشد، وبازو و فرق را نیز می‌درد، bible_en_fa And for the chief things of the ancient mountains, and for the precious things of the lasting hills, و حصه بهترین رابرای خود نگاه دارد، زیرا که در آنجا نصیب حاکم محفوظ است. و با روسای قوم می‌آید. وعدالت خداوند و احکامش را با اسرائیل بجامی آورد.» bible_en_fa And for the precious things of the earth and fulness thereof, and for the good will of him that dwelt in the bush: let the blessing come upon the head of Joseph, and upon the top of the head of him that was separated from his brethren. و درباره دان گفت: «دان بچه شیر است که ازباشان می‌جهد.» bible_en_fa His glory is like the firstling of his bullock, and his horns are like the horns of unicorns: with them he shall push the people together to the ends of the earth: and they are the ten thousands of Ephraim, and they are the thousands of Manasseh. و درباره نفتالی گفت: «ای نفتالی ازرضامندی خداوند سیر شو. و از برکت او مملوگردیده، مغرب و جنوب را به تصرف آور.» bible_en_fa And of Zebulun he said, Rejoice, Zebulun, in thy going out; and, Issachar, in thy tents. و درباره اشیر گفت: «اشیر از فرزندان مبارک شود، و نزد برادران خود مقبول شده، پای خود را به روغن فرو برد. bible_en_fa They shall call the people unto the mountain; there they shall offer sacrifices of righteousness: for they shall suck of the abundance of the seas, and of treasures hid in the sand. نعلین تو از آهن وبرنجست، و مثل روزهایت همچنان قوت توخواهد بود. bible_en_fa And of Gad he said, Blessed be he that enlargeth Gad: he dwelleth as a lion, and teareth the arm with the crown of the head. ‌ای یشورون مثل خدا کسی نیست، که برای مدد تو بر آسمانها سوار شود. ودر کبریای خود برافلاک. bible_en_fa And he provided the first part for himself, because there, in a portion of the lawgiver, was he seated; and he came with the heads of the people, he executed the justice of the LORD, and his judgments with Israel. خدای ازلی مسکن توست. و در زیر توبازوهای جاودانی است. و دشمن را از حضور تواخراج کرده، می‌گوید هلاک کن. bible_en_fa And of Dan he said, Dan is a lion's whelp: he shall leap from Bashan. پس اسرائیل در امنیت ساکن خواهد شد، و چشمه یعقوب به تنهایی. و در زمینی که پر از غله و شیره باشد. وآسمان آن شبنم می‌ریزد.خوشابه‌حال تو‌ای اسرائیل. کیست مانند تو! ای قومی که ازخداوند نجات یافته‌اید. که او سپر نصرت تو وشمشیر جاه توست. و دشمنانت مطیع تو خواهند شد. و تو بلندیهای ایشان را پایمال خواهی نمود.» bible_en_fa And of Naphtali he said, O Naphtali, satisfied with favour, and full with the blessing of the LORD: possess thou the west and the south. خوشابه‌حال تو‌ای اسرائیل. کیست مانند تو! ای قومی که ازخداوند نجات یافته‌اید. که او سپر نصرت تو وشمشیر جاه توست. و دشمنانت مطیع تو خواهند شد. و تو بلندیهای ایشان را پایمال خواهی نمود.» bible_en_fa And of Asher he said, Let Asher be blessed with children; let him be acceptable to his brethren, and let him dip his foot in oil. و موسی از عربات موآب، به کوه نبو، برقله فسجه که در مقابل اریحاست برآمد، و خداوند تمامی زمین را، از جلعاد تا دان، به او نشان داد. bible_en_fa Thy shoes shall be iron and brass; and as thy days, so shall thy strength be. و تمامی نفتالی و زمین افرایم ومنسی و تمامی زمین یهودا را تا دریای مغربی. bible_en_fa There is none like unto the God of Jeshurun, who rideth upon the heaven in thy help, and in his excellency on the sky. وجنوب را و میدان دره اریحا را که شهر نخلستان است تا صوغر. bible_en_fa The eternal God is thy refuge, and underneath are the everlasting arms: and he shall thrust out the enemy from before thee; and shall say, Destroy them. و خداوند وی را گفت: «این است زمینی که برای ابراهیم و اسحاق و یعقوب قسم خورده، گفتم که این را به ذریت تو خواهم داد، تو را اجازت دادم که به چشم خود آن راببینی لیکن به آنجا عبور نخواهی کرد.» bible_en_fa Israel then shall dwell in safety alone: the fountain of Jacob shall be upon a land of corn and wine; also his heavens shall drop down dew. پس موسی بنده خداوند در آنجا به زمین موآب برحسب قول خداوند مرد. bible_en_fa Happy art thou, O Israel: who is like unto thee, O people saved by the LORD, the shield of thy help, and who is the sword of thy excellency! and thine enemies shall be found liars unto thee; and thou shalt tread upon their high places. و او را در زمین موآب در مقابل بیت فعور، در دره دفن کرد، واحدی قبر او را تا امروز ندانسته است. bible_en_fa And Moses went up from the plains of Moab unto the mountain of Nebo, to the top of Pisgah, that is over against Jericho. And the LORD shewed him all the land of Gilead, unto Dan, و موسی چون وفات یافت، صد و بیست سال داشت، و نه چشمش تار، و نه قوتش کم شده بود. bible_en_fa And all Naphtali, and the land of Ephraim, and Manasseh, and all the land of Judah, unto the utmost sea, وبنی‌اسرائیل برای موسی در عربات موآب سی روز ماتم گرفتند. پس روزهای ماتم و نوحه گری برای موسی سپری گشت. bible_en_fa And the south, and the plain of the valley of Jericho, the city of palm trees, unto Zoar. و یوشع بن نون از روح حکمت مملو بود، چونکه موسی دستهای خود را بر او نهاده بود، وبنی‌اسرائیل او را اطاعت نمودند، و برحسب آنچه خداوند به موسی‌امر فرموده بود، عمل کردند. bible_en_fa And the LORD said unto him, This is the land which I sware unto Abraham, unto Isaac, and unto Jacob, saying, I will give it unto thy seed: I have caused thee to see it with thine eyes, but thou shalt not go over thither. و نبی‌ای مثل موسی تا بحال در اسرائیل برنخاسته است که خداوند او را روبرو شناخته باشد.در جمیع آیات و معجزاتی که خداونداو را فرستاد تا آنها را در زمین مصر به فرعون و جمیع بندگانش و تمامی زمینش بنماید. bible_en_fa So Moses the servant of the LORD died there in the land of Moab, according to the word of the LORD. در جمیع آیات و معجزاتی که خداونداو را فرستاد تا آنها را در زمین مصر به فرعون و جمیع بندگانش و تمامی زمینش بنماید. bible_en_fa And he buried him in a valley in the land of Moab, over against Beth-peor: but no man knoweth of his sepulchre unto this day. و واقع شد بعد از وفات موسی، بنده خداوند، که خداوند یوشع بن نون، خادم موسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And Moses was an hundred and twenty years old when he died: his eye was not dim, nor his natural force abated. «موسی بنده من وفات یافته است، پس الان برخیز و از این اردن عبور کن، تو و تمامی این قوم، به زمینی که من به ایشان، یعنی به بنی‌اسرائیل می‌دهم. bible_en_fa And the children of Israel wept for Moses in the plains of Moab thirty days: so the days of weeping and mourning for Moses were ended. هر جایی که کف پای شما گذارده شود به شما داده‌ام، چنانکه به موسی گفتم. bible_en_fa And Joshua the son of Nun was full of the spirit of wisdom; for Moses had laid his hands upon him: and the children of Israel hearkened unto him, and did as the LORD commanded Moses. از صحرا و این لبنان تانهر بزرگ یعنی نهر فرات، تمامی زمین حتیان و تادریای بزرگ به طرف مغرب آفتاب، حدود شماخواهد بود. bible_en_fa And there arose not a prophet since in Israel like unto Moses, whom the LORD knew face to face, هیچکس را در تمامی ایام عمرت یارای مقاومت با تو نخواهد بود. چنانکه با موسی بودم با تو خواهم بود، تو را مهمل نخواهم گذاشت و ترک نخواهم نمود. bible_en_fa In all the signs and the wonders, which the LORD sent him to do in the land of Egypt to Pharaoh, and to all his servants, and to all his land, قوی و دلیر باش، زیرا که تو این قوم را متصرف، زمینی که برای پدران ایشان قسم خوردم که به ایشان بدهم، خواهی ساخت. bible_en_fa And in all that mighty hand, and in all the great terror which Moses shewed in the sight of all Israel. فقط قوی و بسیار دلیر باش تابرحسب تمامی شریعتی که بنده من، موسی تو راامر کرده است متوجه شده، عمل نمایی. زنهار ازآن به طرف راست یا چپ تجاوز منما تا هر جایی که روی، کامیاب شوی. bible_en_fa Now after the death of Moses the servant of the LORD it came to pass, that the LORD spake unto Joshua the son of Nun, Moses' minister, saying, این کتاب تورات ازدهان تو دور نشود، بلکه روز و شب در آن تفکرکن تا برحسب هر‌آنچه در آن مکتوب است متوجه شده، عمل نمایی زیرا همچنین راه خود را فیروز خواهی ساخت، و همچنین کامیاب خواهی شد. bible_en_fa Moses my servant is dead; now therefore arise, go over this Jordan, thou, and all this people, unto the land which I do give to them, even to the children of Israel. آیا تو را امر نکردم؟ پس قوی ودلیر باش، مترس و هراسان مباش زیرا در هر جاکه بروی یهوه خدای تو، با توست.» bible_en_fa Every place that the sole of your foot shall tread upon, that have I given unto you, as I said unto Moses. پس یوشع روسای قوم را امر فرموده، گفت: bible_en_fa From the wilderness and this Lebanon even unto the great river, the river Euphrates, all the land of the Hittites, and unto the great sea toward the going down of the sun, shall be your coast. «در میان لشکرگاه بگذرید و قوم را امرفرموده، بگویید: برای خود توشه حاضر کنید، زیرا که بعد از سه روز، شما از این اردن عبورکرده، داخل خواهید شد تا تصرف کنید در زمینی که یهوه خدای شما، به شما برای ملکیت می‌دهد.» bible_en_fa There shall not any man be able to stand before thee all the days of thy life: as I was with Moses, so I will be with thee: I will not fail thee, nor forsake thee. و یوشع روبینیان و جادیان و نصف سبطمنسی را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa Be strong and of a good courage: for unto this people shalt thou divide for an inheritance the land, which I sware unto their fathers to give them. «بیاد آورید آن سخن را که موسی، بنده خداوند، به شما امرفرموده، گفت: یهوه، خدای شما به شما آرامی می‌دهد و این زمین را به شما می‌بخشد. bible_en_fa Only be thou strong and very courageous, that thou mayest observe to do according to all the law, which Moses my servant commanded thee: turn not from it to the right hand or to the left, that thou mayest prosper whithersoever thou goest. زنان واطفال و مواشی شما در زمینی که موسی در آن طرف اردن به شما داد خواهند ماند، و اما شمامسلح شده، یعنی جمیع مردان جنگی پیش روی برادران خود عبور کنید، و ایشان را اعانت نمایید. bible_en_fa This book of the law shall not depart out of thy mouth; but thou shalt meditate therein day and night, that thou mayest observe to do according to all that is written therein: for then thou shalt make thy way prosperous, and then thou shalt have good success. تا خداوند برادران شما را مثل شما آرامی داده باشد، و ایشان نیز در زمینی که یهوه، خدای شمابه ایشان می‌دهد تصرف کرده باشند، آنگاه به زمین ملکیت خود خواهید برگشت و متصرف خواهید شد، در آن که موسی، بنده خداوند به آن طرف اردن به سوی مشرق آفتاب به شما داد.» bible_en_fa Have not I commanded thee? Be strong and of a good courage; be not afraid, neither be thou dismayed: for the LORD thy God is with thee whithersoever thou goest. ایشان در جواب یوشع گفتند: «هر‌آنچه به ما فرمودی خواهیم کرد، و هر جا ما را بفرستی، خواهیم رفت. bible_en_fa Then Joshua commanded the officers of the people, saying, چنانکه موسی را در هر چیزاطاعت نمودیم، تو را نیز اطاعت خواهیم نمود، فقط یهوه، خدای تو، با تو باشد چنانکه با موسی بود.هر کسی‌که از حکم تو رو گرداند و کلام تو را در هر چیزی که او را امر فرمایی اطاعت نکند، کشته خواهد شد، فقط قوی و دلیر باش.» bible_en_fa Pass through the host, and command the people, saying, Prepare you victuals; for within three days ye shall pass over this Jordan, to go in to possess the land, which the LORD your God giveth you to possess it. هر کسی‌که از حکم تو رو گرداند و کلام تو را در هر چیزی که او را امر فرمایی اطاعت نکند، کشته خواهد شد، فقط قوی و دلیر باش.» bible_en_fa And to the Reubenites, and to the Gadites, and to half the tribe of Manasseh, spake Joshua, saying, و یوشع بن نون دو مرد جاسوس از شطیم به پنهانی فرستاده، گفت: «روانه شده، زمین واریحا را ببینید.» پس رفته، به خانه زن زانیه‌ای که راحاب نام داشت داخل شده، در آنجا خوابیدند. bible_en_fa Remember the word which Moses the servant of the LORD commanded you, saying, The LORD your God hath given you rest, and hath given you this land. و ملک اریحا را خبر دادند که «اینک مردمان ازبنی‌اسرائیل امشب داخل این‌جا شدند تا زمین راجاسوسی کنند.» bible_en_fa Your wives, your little ones, and your cattle, shall remain in the land which Moses gave you on this side Jordan; but ye shall pass before your brethren armed, all the mighty men of valour, and help them; و ملک اریحا نزد راحاب فرستاده، گفت: «مردانی را که نزد تو آمده، به خانه تو داخل شده‌اند، بیرون بیاور زیرا برای جاسوسی تمامی زمین آمده‌اند.» bible_en_fa Until the LORD have given your brethren rest, as he hath given you, and they also have possessed the land which the LORD your God giveth them: then ye shall return unto the land of your possession, and enjoy it, which Moses the LORD's servant gave you on this side Jordan toward the sunrising. و زن آن دومرد را گرفته، ایشان را پنهان کرد و گفت: «بلی آن مردان نزد من آمدند اما ندانستم از کجا بودند. bible_en_fa And they answered Joshua, saying, All that thou commandest us we will do, and whithersoever thou sendest us, we will go. ونزدیک به وقت بستن دروازه، آن مردان در تاریکی بیرون رفتند و نمی دانم که ایشان کجا رفتند. به زودی ایشان را تعاقب نمایید که به ایشان خواهیدرسید.» bible_en_fa According as we hearkened unto Moses in all things, so will we hearken unto thee: only the LORD thy God be with thee, as he was with Moses. لیکن او ایشان را به پشت بام برده، درشاخه های کتان که برای خود بر پشت بام چیده بود، پنهان کرده بود. bible_en_fa Whosoever he be that doth rebel against thy commandment, and will not hearken unto thy words in all that thou commandest him, he shall be put to death: only be strong and of a good courage. پس آن کسان، ایشان را به راه اردن تا گدارها تعاقب نمودند، و چون تعاقب کنندگان ایشان بیرون رفتند، دروازه رابستند. bible_en_fa And Joshua the son of Nun sent out of Shittim two men to spy secretly, saying, Go view the land, even Jericho. And they went, and came into an harlot's house, named Rahab, and lodged there. و قبل از آنکه بخوابند، او نزد ایشان به پشت بام برآمد. bible_en_fa And it was told the king of Jericho, saying, Behold, there came men in hither to night of the children of Israel to search out the country. و به آن مردان گفت: «می‌دانم که یهوه این زمین را به شما داده، و ترس شما بر مامستولی شده است، و تمام ساکنان زمین به‌سبب شما گداخته شده‌اند. bible_en_fa And the king of Jericho sent unto Rahab, saying, Bring forth the men that are come to thee, which are entered into thine house: for they be come to search out all the country. زیرا شنیده‌ایم که خداوند چگونه آب دریای قلزم را پیش روی شما خشکانید، وقتی که از مصر بیرون آمدید، وآنچه به دو پادشاه اموریان که به آن طرف اردن بودند کردید، یعنی سیهون و عوج که ایشان راهلاک ساختید. bible_en_fa And the woman took the two men, and hid them, and said thus, There came men unto me, but I wist not whence they were: و چون شنیدیم دلهای ماگداخته شد، و به‌سبب شما دیگر در کسی جان نماند، زیرا که یهوه خدای شما، بالا در آسمان وپایین بر زمین خداست. bible_en_fa And it came to pass about the time of shutting of the gate, when it was dark, that the men went out: whither the men went I wot not: pursue after them quickly; for ye shall overtake them. پس الان برای من به خداوند قسم بخورید که چنانکه به شما احسان کردم، شما نیز به خاندان پدرم احسان خواهیدنمود، و نشانه امانت به من بدهید bible_en_fa But she had brought them up to the roof of the house, and hid them with the stalks of flax, which she had laid in order upon the roof. که پدرم ومادرم و برادرانم و خواهرانم و هر‌چه دارند زنده خواهید گذارد، و جانهای ما را از موت رستگارخواهید ساخت.» bible_en_fa And the men pursued after them the way to Jordan unto the fords: and as soon as they which pursued after them were gone out, they shut the gate. آن مردان به وی گفتند: «جانهای ما به عوض شما بمیرند که چون خداوند این زمین را به ما بدهد اگر این کار ما رابروز ندهید، البته به شما احسان و امانت خواهیم کرد.» bible_en_fa And before they were laid down, she came up unto them upon the roof; پس ایشان را با طناب از دریچه پایین کرد، زیرا خانه او بر حصار شهر بود و او بر حصار ساکن بود. bible_en_fa And she said unto the men, I know that the LORD hath given you the land, and that your terror is fallen upon us, and that all the inhabitants of the land faint because of you. و ایشان را گفت: «به کوه بروید مباداتعاقب کنندگان به شما برسند و در آنجا سه روزخود را پنهان کنید، تا تعاقب کنندگان برگردند بعد از آن به راه خود بروید.» bible_en_fa For we have heard how the LORD dried up the water of the Red sea for you, when ye came out of Egypt; and what ye did unto the two kings of the Amorites, that were on the other side Jordan, Sihon and Og, whom ye utterly destroyed. آن مردان به وی گفتند: «ما از این قسم تو که به ما دادی مبراخواهیم شد. bible_en_fa And as soon as we had heard these things, our hearts did melt, neither did there remain any more courage in any man, because of you: for the LORD your God, he is God in heaven above, and in earth beneath. اینک چون ما به زمین داخل شویم، این طناب ریسمان قرمز را به دریچه‌ای که ما را به آن پایین کردی ببند، و پدرت و مادرت وبرادرانت و تمامی خاندان پدرت را نزد خود به خانه جمع کن. bible_en_fa Now therefore, I pray you, swear unto me by the LORD, since I have shewed you kindness, that ye will also shew kindness unto my father's house, and give me a true token: و چنین خواهد شد که هر کسی‌که از در خانه تو به کوچه بیرون رود، خونش برسرش خواهد بود و ما مبرا خواهیم بود، و هر‌که نزد تو در خانه باشد، اگر کسی بر او دست بگذارد، خونش بر سر ما خواهد بود. bible_en_fa And that ye will save alive my father, and my mother, and my brethren, and my sisters, and all that they have, and deliver our lives from death. و اگر این کار ما رابروز دهی، از قسم تو که به ما داده‌ای مبرا خواهیم بود.» bible_en_fa And the men answered her, Our life for yours, if ye utter not this our business. And it shall be, when the LORD hath given us the land, that we will deal kindly and truly with thee. او گفت: «موافق کلام شما باشد.» پس ایشان را روانه کرده، رفتند، و طناب قرمز را به دریچه بست. bible_en_fa Then she let them down by a cord through the window: for her house was upon the town wall, and she dwelt upon the wall. پس ایشان روانه شده، به کوه آمدند و درآنجا سه روز ماندند تا تعاقب کنندگان برگشتند، وتعاقب کنندگان تمامی راه را جستجو کردند ولی ایشان را نیافتند. bible_en_fa And she said unto them, Get you to the mountain, lest the pursuers meet you; and hide yourselves there three days, until the pursuers be returned: and afterward may ye go your way. پس آن دو مرد برگشته، از کوه به زیر آمدند و از نهر عبور نموده، نزد یوشع بن نون رسیدند، و هر‌آنچه به ایشان واقع شده بود، برای وی بیان کردند.و به یوشع گفتند: «هرآینه خداوند تمامی زمین را به‌دست ما داده است و جمیع ساکنان زمین به‌سبب ما گداخته شده‌اند.» bible_en_fa And the men said unto her, We will be blameless of this thine oath which thou hast made us swear. و به یوشع گفتند: «هرآینه خداوند تمامی زمین را به‌دست ما داده است و جمیع ساکنان زمین به‌سبب ما گداخته شده‌اند.» bible_en_fa Behold, when we come into the land, thou shalt bind this line of scarlet thread in the window which thou didst let us down by: and thou shalt bring thy father, and thy mother, and thy brethren, and all thy father's household, home unto thee. بامدادان یوشع بزودی برخاسته، او و تمامی بنی‌اسرائیل از شطیم روانه شده، به اردن آمدند، و قبل از عبور کردن در آنجا منزل گرفتند. bible_en_fa And it shall be, that whosoever shall go out of the doors of thy house into the street, his blood shall be upon his head, and we will be guiltless: and whosoever shall be with thee in the house, his blood shall be on our head, if any hand be upon him. و بعد از سه روز روسای ایشان از میان لشکرگاه گذشتند. bible_en_fa And if thou utter this our business, then we will be quit of thine oath which thou hast made us to swear. و قوم را امر کرده، گفتند: «چون تابوت عهد یهوه، خدای خود را ببینید که لاویان کهنه آن را می‌برند، آنگاه شما از جای خود روانه شده، در عقب آن بروید. bible_en_fa And she said, According unto your words, so be it. And she sent them away, and they departed: and she bound the scarlet line in the window. و در میان شما و آن، به مقدار دوهزار ذراع مسافت باشد، ونزدیک آن میایید تا راهی که باید رفت بدانید، زیراکه از این راه قبل از این عبور نکرده‌اید.» bible_en_fa And they went, and came unto the mountain, and abode there three days, until the pursuers were returned: and the pursuers sought them throughout all the way, but found them not. و یوشع به قوم گفت: «خود را تقدیس نمایید زیرا فرداخداوند در میان شما کارهای عجیب خواهدکرد.» bible_en_fa So the two men returned, and descended from the mountain, and passed over, and came to Joshua the son of Nun, and told him all things that befell them: و یوشع کاهنان را خطاب کرده، گفت: «تابوت عهد را برداشته، پیش روی قوم بروید.» پس تابوت عهد را برداشته، پیش روی قوم روانه شدند. bible_en_fa And they said unto Joshua, Truly the LORD hath delivered into our hands all the land; for even all the inhabitants of the country do faint because of us. و خداوند یوشع را گفت: «امروز به بزرگ ساختن تو در نظر تمام اسرائیل شروع می‌کنم تابدانند که چنانکه با موسی بودم با تو نیز خواهم بود. bible_en_fa And Joshua rose early in the morning; and they removed from Shittim, and came to Jordan, he and all the children of Israel, and lodged there before they passed over. پس تو کاهنان را که تابوت عهد رابرمی دارند امر فرموده، بگو: چون شما به کنار آب اردن برسید در اردن بایستید.» bible_en_fa And it came to pass after three days, that the officers went through the host; و یوشع بنی‌اسرائیل را گفت: «اینجا نزدیک آمده، سخنان یهوه خدای خود را بشنوید.» bible_en_fa And they commanded the people, saying, When ye see the ark of the covenant of the LORD your God, and the priests the Levites bearing it, then ye shall remove from your place, and go after it. و یوشع گفت: «به این خواهید دانست که خدای زنده در میان شماست، و او کنعانیان و حتیان و حویان و فرزیان و جرجاشیان و اموریان و یبوسیان را از پیش روی شما البته بیرون خواهد کرد. bible_en_fa Yet there shall be a space between you and it, about two thousand cubits by measure: come not near unto it, that ye may know the way by which ye must go: for ye have not passed this way heretofore. اینک تابوت عهد خداوند تمامی زمین، پیش روی شما به اردن عبور می‌کند. bible_en_fa And Joshua said unto the people, Sanctify yourselves: for to morrow the LORD will do wonders among you. پس الان دوازده نفر از اسباطاسرائیل، یعنی از هر سبط یک نفر را انتخاب کنید. bible_en_fa And Joshua spake unto the priests, saying, Take up the ark of the covenant, and pass over before the people. And they took up the ark of the covenant, and went before the people. و واقع خواهد شد چون کف پایهای کاهنانی که تابوت یهوه، خداوند تمامی زمین رابرمی دارند در آبهای اردن قرار گیرد که آبهای اردن، یعنی آبهایی که از بالا می‌آید شکافته شده مثل توده بر روی هم خواهد ایستاد.» bible_en_fa And the LORD said unto Joshua, This day will I begin to magnify thee in the sight of all Israel, that they may know that, as I was with Moses, so I will be with thee. و چون قوم از خیمه های خود روانه شدند تا از اردن عبور کنند و کاهنان تابوت عهد را پیش روی قوم می‌بردند. bible_en_fa And thou shalt command the priests that bear the ark of the covenant, saying, When ye are come to the brink of the water of Jordan, ye shall stand still in Jordan. و بردارندگان تابوت به اردن رسیدند، و پایهای کاهنانی که تابوت رابرداشته بودند، به کنار آب فرو رفت (و اردن، تمام موسم حصاد، بر همه کناره هایش سیلاب می‌شود). bible_en_fa And Joshua said unto the children of Israel, Come hither, and hear the words of the LORD your God. واقع شد که آبهایی که از بالامی آمد، بایستاد و به مسافتی بسیار دور تا شهرآدم که به‌جانب صرتان است، بلند شد، و آبی که به سوی دریای عربه، یعنی بحرالملح می‌رفت تمام قطع شد، و قوم در مقابل اریحا عبور کردند.و کاهنانی که تابوت عهد خداوند رابرمی داشتند در میان اردن بر خشکی قایم ایستادند، و جمیع اسرائیل به خشکی عبورکردند تا تمامی قوم از اردن، بالکلیه گذشتند. bible_en_fa And Joshua said, Hereby ye shall know that the living God is among you, and that he will without fail drive out from before you the Canaanites, and the Hittites, and the Hivites, and the Perizzites, and the Girgashites, and the Amorites, and the Jebusites. و کاهنانی که تابوت عهد خداوند رابرمی داشتند در میان اردن بر خشکی قایم ایستادند، و جمیع اسرائیل به خشکی عبورکردند تا تمامی قوم از اردن، بالکلیه گذشتند. bible_en_fa Behold, the ark of the covenant of the Lord of all the earth passeth over before you into Jordan. و واقع شد که چون تمامی قوم از اردن بالکلیه گذشتند، خداوند یوشع را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa Now therefore take you twelve men out of the tribes of Israel, out of every tribe a man. «دوازده نفر از قوم، یعنی از هر سبطیک نفر را بگیرید. bible_en_fa And it shall come to pass, as soon as the soles of the feet of the priests that bear the ark of the LORD, the Lord of all the earth, shall rest in the waters of Jordan, that the waters of Jordan shall be cut off from the waters that come down from above; and they shall stand upon an heap. و ایشان را امر فرموده، بگویید: از اینجا از میان اردن از جایی که پایهای کاهنان قایم ایستاده بود، دوازده سنگ بردارید، وآنها را با خود برده، در منزلی که امشب در آن فرود می‌آیید بنهید.» bible_en_fa And it came to pass, when the people removed from their tents, to pass over Jordan, and the priests bearing the ark of the covenant before the people; پس یوشع آن دوازده مردرا که از بنی‌اسرائیل انتخاب کرده بود، یعنی از هرسبط یک نفر طلبید. bible_en_fa And as they that bare the ark were come unto Jordan, and the feet of the priests that bare the ark were dipped in the brim of the water, (for Jordan overfloweth all his banks all the time of harvest,) و یوشع به ایشان گفت: «پیش تابوت یهوه، خدای خود به میان اردن بروید، و هر کسی از شما یک سنگ موافق شماره اسباط بنی‌اسرائیل بر دوش خود بردارد. bible_en_fa That the waters which came down from above stood and rose up upon an heap very far from the city Adam, that is beside Zaretan: and those that came down toward the sea of the plain, even the salt sea, failed, and were cut off: and the people passed over right against Jericho. تا این در میان شما علامتی باشد هنگامی که پسران شمادر زمان آینده پرسیده، گویند که مقصود شما ازاین سنگها چیست؟ bible_en_fa And the priests that bare the ark of the covenant of the LORD stood firm on dry ground in the midst of Jordan, and all the Israelites passed over on dry ground, until all the people were passed clean over Jordan. آنگاه به ایشان بگویید: که آبهای اردن از حضور تابوت عهد خداوندشکافته شد، یعنی هنگامی که آن از اردن می گذشت، آبهای اردن شکافته شد، پس این سنگها به جهت بنی‌اسرائیل برای یادگاری ابدی خواهد بود.» bible_en_fa And it came to pass, when all the people were clean passed over Jordan, that the LORD spake unto Joshua, saying, و بنی‌اسرائیل موافق آنچه یوشع امر فرموده بود کردند، و دوازده سنگ از میان اردن به طوری که خداوند به یوشع گفته بود، موافق شماره اسباط بنی‌اسرائیل برداشتند، و آنها را با خود به‌جایی که در آن منزل گرفتند برده، آنها را در آنجانهادند. bible_en_fa Take you twelve men out of the people, out of every tribe a man, و یوشع در وسط اردن، در جایی که پایهای کاهنانی که تابوت عهد را برداشته بودند، ایستاده بود، دوازده سنگ نصب کرد و در آنجا تاامروز هست. bible_en_fa And command ye them, saying, Take you hence out of the midst of Jordan, out of the place where the priests' feet stood firm, twelve stones, and ye shall carry them over with you, and leave them in the lodging place, where ye shall lodge this night. و کاهنانی که تابوت را برمی داشتند دروسط اردن ایستادند، تا هر‌آنچه خداوند یوشع راامر فرموده بود که به قوم بگوید تمام شد، به حسب آنچه موسی به یوشع امر کرده بود و قوم به تعجیل عبور کردند. bible_en_fa Then Joshua called the twelve men, whom he had prepared of the children of Israel, out of every tribe a man: و بعد از آنکه تمامی قوم بالکل گذشتند، واقع شد که تابوت خداوند وکاهنان به حضور قوم عبور کردند. bible_en_fa And Joshua said unto them, Pass over before the ark of the LORD your God into the midst of Jordan, and take ye up every man of you a stone upon his shoulder, according unto the number of the tribes of the children of Israel: و بنی روبین و بنی جاد و نصف سبط منسی مسلح شده، پیش روی بنی‌اسرائیل عبور کردند چنانکه موسی به ایشان گفته بود. bible_en_fa That this may be a sign among you, that when your children ask their fathers in time to come, saying, What mean ye by these stones? قریب به چهل هزار نفر مهیاشده کارزار به حضور خداوند به صحرای اریحابرای جنگ عبور کردند. bible_en_fa Then ye shall answer them, That the waters of Jordan were cut off before the ark of the covenant of the LORD; when it passed over Jordan, the waters of Jordan were cut off: and these stones shall be for a memorial unto the children of Israel for ever. و در آن روز خداوند، یوشع را در نظرتمامی اسرائیل بزرگ ساخت، و از او در تمام ایام عمرش می‌ترسیدند، چنانکه از موسی ترسیده بودند. bible_en_fa And the children of Israel did so as Joshua commanded, and took up twelve stones out of the midst of Jordan, as the LORD spake unto Joshua, according to the number of the tribes of the children of Israel, and carried them over with them unto the place where they lodged, and laid them down there. و خداوند یوشع را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And Joshua set up twelve stones in the midst of Jordan, in the place where the feet of the priests which bare the ark of the covenant stood: and they are there unto this day. «کاهنانی را که تابوت شهادت را برمی دارند، بفرما که از اردن برآیند.» bible_en_fa For the priests which bare the ark stood in the midst of Jordan, until everything was finished that the LORD commanded Joshua to speak unto the people, according to all that Moses commanded Joshua: and the people hasted and passed over. پس یوشع کاهنان راامر فرموده، گفت: «از اردن برآیید.» bible_en_fa And it came to pass, when all the people were clean passed over, that the ark of the LORD passed over, and the priests, in the presence of the people. و چون کاهنانی که تابوت عهد خداوند را برمی داشتند ازمیان اردن برآمدند و کف پایهای کاهنان برخشکی گذارده شد، آنگاه آب اردن بجای خودبرگشت و مثل پیش بر تمامی کناره هایش جاری شد. bible_en_fa And the children of Reuben, and the children of Gad, and half the tribe of Manasseh, passed over armed before the children of Israel, as Moses spake unto them: و در روز دهم از ماه اول، قوم از اردن برآمدند و در جلجال به‌جانب شرقی اریحا اردوزدند. bible_en_fa About forty thousand prepared for war passed over before the LORD unto battle, to the plains of Jericho. و یوشع آن دوازده سنگ را که از اردن گرفته بودند، در جلجال نصب کرد. bible_en_fa On that day the LORD magnified Joshua in the sight of all Israel; and they feared him, as they feared Moses, all the days of his life. وبنی‌اسرائیل را خطاب کرده، گفت: «چون پسران شما در زمان آینده از پدران خود پرسیده، گویند: که این سنگها چیست؟ bible_en_fa And the LORD spake unto Joshua, saying, آنگاه پسران خود راتعلیم داده، گویید که اسرائیل از این اردن به خشکی عبور کردند. bible_en_fa Command the priests that bear the ark of the testimony, that they come up out of Jordan. زیرا یهوه، خدای شما، آب اردن را از پیش روی شما خشکانید تا شماعبور کردید، چنانکه یهوه خدای شما به بحرقلزم کرد که آن را پیش روی ما خشکانید تا ماعبور کردیم.تا تمامی قومهای زمین دست خداوند را بدانند که آن زورآور است، و از یهوه، خدای شما، همه اوقات بترسند.» bible_en_fa Joshua therefore commanded the priests, saying, Come ye up out of Jordan. تا تمامی قومهای زمین دست خداوند را بدانند که آن زورآور است، و از یهوه، خدای شما، همه اوقات بترسند.» bible_en_fa And it came to pass, when the priests that bare the ark of the covenant of the LORD were come up out of the midst of Jordan, and the soles of the priests' feet were lifted up unto the dry land, that the waters of Jordan returned unto their place, and flowed over all his banks, as they did before. و واقع شد که چون تمامی ملوک اموریانی که به آن طرف اردن به سمت مغرب بودند، و تمامی ملوک کنعانیانی که به کناره دریا بودند، شنیدند که خداوند آب اردن را پیش روی بنی‌اسرائیل خشکانیده بود تا ما عبور کردیم، دلهای ایشان گداخته شد و از ترس بنی‌اسرائیل، دیگر جان در ایشان نماند. bible_en_fa And the people came up out of Jordan on the tenth day of the first month, and encamped in Gilgal, in the east border of Jericho. در آن وقت، خداوند به یوشع گفت: «کاردها از سنگ چخماق برای خود بساز، و بنی‌اسرائیل را بار دیگر مختون ساز.» bible_en_fa And those twelve stones, which they took out of Jordan, did Joshua pitch in Gilgal. و یوشع کاردها ازسنگ چخماق ساخته، بنی‌اسرائیل را بر تل غلفه ختنه کرد. bible_en_fa And he spake unto the children of Israel, saying, When your children shall ask their fathers in time to come, saying, What mean these stones? و سبب ختنه کردن یوشع این بود که تمام ذکوران قوم، یعنی تمام مردان جنگی که ازمصر بیرون آمدند به‌سر راه در صحرا مردند. bible_en_fa Then ye shall let your children know, saying, Israel came over this Jordan on dry land. اماتمامی قوم که بیرون آمدند مختون بودند، وتمامی قوم که در صحرا بعد از بیرون آمدن ایشان از مصر به‌سر راه مولود شدند، مختون نگشتند. bible_en_fa For the LORD your God dried up the waters of Jordan from before you, until ye were passed over, as the LORD your God did to the Red sea, which he dried up from before us, until we were gone over: زیرا بنی‌اسرائیل چهل سال در بیابان راه می‌رفتند، تا تمامی آن طایفه، یعنی آن مردان جنگی که از مصر بیرون آمده بودند، تمام شدند. زانرو که آواز خداوند را نشنیدند و خداوند به ایشان قسم خورده، گفت: «شما را نمی گذارم که آن زمین را ببینید که خداوند برای پدران ایشان قسم خورده بود که آن را به ما بدهد، زمینی که به شیر و شهد جاری است.» bible_en_fa That all the people of the earth might know the hand of the LORD, that it is mighty: that ye might fear the LORD your God for ever. و اما پسران ایشان که در جای آنها برخیزانیده بود یوشع ایشان رامختون ساخت، زیرا نامختون بودند چونکه ایشان را در راه ختنه نکرده بودند. bible_en_fa And it came to pass, when all the kings of the Amorites, which were on the side of Jordan westward, and all the kings of the Canaanites, which were by the sea, heard that the LORD had dried up the waters of Jordan from before the children of Israel, until we were passed over, that their heart melted, neither was there spirit in them any more, because of the children of Israel. و واقع شد که چون از ختنه کردن تمام قوم فارغ شدند، در جایهای خود در لشکرگاه ماندندتا شفا یافتند. bible_en_fa At that time the LORD said unto Joshua, Make thee sharp knives, and circumcise again the children of Israel the second time. و خداوند به یوشع گفت: «امروزعار مصر را از روی شما غلطانیدم. از این سبب نام آن مکان تا امروز جلجال خوانده می‌شود.» bible_en_fa And Joshua made him sharp knives, and circumcised the children of Israel at the hill of the foreskins. و بنی‌اسرائیل در جلجال اردو زدند و عیدفصح را در شب روز چهاردهم ماه، در صحرای اریحا نگاه داشتند. bible_en_fa And this is the cause why Joshua did circumcise: All the people that came out of Egypt, that were males, even all the men of war, died in the wilderness by the way, after they came out of Egypt. و در فردای بعد از فصح درهمان روز، از حاصل کهنه زمین، نازکهای فطیر وخوشه های برشته شده خوردند. bible_en_fa Now all the people that came out were circumcised: but all the people that were born in the wilderness by the way as they came forth out of Egypt, them they had not circumcised. و در فردای آن روزی که از حاصل زمین خوردند، من موقوف شد و بنی‌اسرائیل دیگر من نداشتند، و در آن سال از محصول زمین کنعان می‌خوردند. bible_en_fa For the children of Israel walked forty years in the wilderness, till all the people that were men of war, which came out of Egypt, were consumed, because they obeyed not the voice of the LORD: unto whom the LORD sware that he would not shew them the land, which the LORD sware unto their fathers that he would give us, a land that floweth with milk and honey. و واقع شد چون یوشع نزد اریحا بود که چشمان خود را بالا انداخته، دید که اینک مردی با شمشیر برهنه در دست خود پیش وی ایستاده بود. و یوشع نزد وی آمده، او را گفت: «آیا تو از ماهستی یا از دشمنان ما؟» bible_en_fa And their children, whom he raised up in their stead, them Joshua circumcised: for they were uncircumcised, because they had not circumcised them by the way. گفت: «نی، بلکه من سردار لشکر خداوند هستم که الان آمدم.» پس یوشع روی به زمین افتاده، سجده کرد و به وی گفت: «آقایم به بنده خود چه می‌گوید؟»سردار لشکر خداوند به یوشع گفت که «نعلین خود را از پایت بیرون کن زیرا جایی که توایستاده‌ای مقدس است.» و یوشع چنین کرد. bible_en_fa And it came to pass, when they had done circumcising all the people, that they abode in their places in the camp, till they were whole. سردار لشکر خداوند به یوشع گفت که «نعلین خود را از پایت بیرون کن زیرا جایی که توایستاده‌ای مقدس است.» و یوشع چنین کرد. bible_en_fa And the LORD said unto Joshua, This day have I rolled away the reproach of Egypt from off you. Wherefore the name of the place is called Gilgal unto this day. (و اریحا به‌سبب بنی‌اسرائیل سخت بسته شد، به طوری که کسی به آن رفت و آمدنمی کرد. ) bible_en_fa And the children of Israel encamped in Gilgal, and kept the passover on the fourteenth day of the month at even in the plains of Jericho. و یهوه به یوشع گفت: «ببین اریحا وملکش و مردان جنگی را به‌دست تو تسلیم کردم. bible_en_fa And they did eat of the old corn of the land on the morrow after the passover, unleavened cakes, and parched corn in the selfsame day. پس شما یعنی همه مردان جنگی شهر را طواف کنید، و یک مرتبه دور شهر بگردید، و شش روزچنین کن. bible_en_fa And the manna ceased on the morrow after they had eaten of the old corn of the land; neither had the children of Israel manna any more; but they did eat of the fruit of the land of Canaan that year. و هفت کاهن پیش تابوت، هفت کرنای یوبیل بردارند، و در روز هفتم شهر را هفت مرتبه طواف کنید، و کاهنان کرناها را بنوازند. bible_en_fa And it came to pass, when Joshua was by Jericho, that he lifted up his eyes and looked, and, behold, there stood a man over against him with his sword drawn in his hand: and Joshua went unto him, and said unto him, Art thou for us, or for our adversaries? و چون بوق یوبیل کشیده شود و شما آواز کرنا رابشنوید، تمامی قوم به آواز بلند صدا کنند، وحصار شهر به زمین خواهد افتاد، و هر کس از قوم پیش روی خود برآید.» bible_en_fa And he said, Nay; but as captain of the host of the LORD am I now come. And Joshua fell on his face to the earth, and did worship, and said unto him, What saith my lord unto his servant? پس یوشع بن نون کاهنان را خوانده، به ایشان گفت: «تابوت عهد رابردارید و هفت کاهن هفت کرنای یوبیل را پیش تابوت خداوند بردارند.» bible_en_fa And the captain of the LORD's host said unto Joshua, Loose thy shoe from off thy foot; for the place whereon thou standest is holy. And Joshua did so. و به قوم گفتند: «پیش بروید و شهر را طواف کنید، و مردان مسلح پیش تابوت خداوند بروند.» bible_en_fa Now Jericho was straitly shut up because of the children of Israel: none went out, and none came in. و چون یوشع این را به قوم گفت، هفت کاهن هفت کرنای یوبیل را برداشته، پیش خداوندرفتند و کرناها را نواختند و تابوت عهد خداونداز عقب ایشان روانه شد. bible_en_fa And the LORD said unto Joshua, See, I have given into thine hand Jericho, and the king thereof, and the mighty men of valour. و مردان مسلح پیش کاهنانی که کرناها را می‌نواختند رفتند، و ساقه لشکر از عقب تابوت روانه شدند و چون می‌رفتند، کاهنان کرناها را می‌نواختند. bible_en_fa And ye shall compass the city, all ye men of war, and go round about the city once. Thus shalt thou do six days. ویوشع قوم را امر فرموده، گفت: «صدا نزنید و آوازشما شنیده نشود، بلکه سخنی از دهان شما بیرون نیاید تا روزی که به شما بگویم که صدا کنید. آن وقت صدا زنید.» bible_en_fa And seven priests shall bear before the ark seven trumpets of rams' horns: and the seventh day ye shall compass the city seven times, and the priests shall blow with the trumpets. پس تابوت خداوند را به شهرطواف داد و یک مرتبه دور شهر گردش کرد. وایشان به لشکرگاه برگشتند و شب را در لشکرگاه به‌سر بردند. bible_en_fa And it shall come to pass, that when they make a long blast with the ram's horn, and when ye hear the sound of the trumpet, all the people shall shout with a great shout; and the wall of the city shall fall down flat, and the people shall ascend up every man straight before him. بامدادان یوشع به زودی برخاست و کاهنان تابوت خداوند را برداشتند. bible_en_fa And Joshua the son of Nun called the priests, and said unto them, Take up the ark of the covenant, and let seven priests bear seven trumpets of rams' horns before the ark of the LORD. و هفت کاهن هفت کرنای یوبیل را برداشته، پیش تابوت خداوندمی رفتند، و کرناها را می‌نواختند، و مردان مسلح پیش ایشان می‌رفتند، و ساقه لشکر از عقب تابوت خداوند رفتند، و چون می‌رفتند (کاهنان )کرناها را می‌نواختند. bible_en_fa And he said unto the people, Pass on, and compass the city, and let him that is armed pass on before the ark of the LORD. پس روز دوم، شهر رایک مرتبه طواف کرده، به لشکرگاه برگشتند، وشش روز چنین کردند. bible_en_fa And it came to pass, when Joshua had spoken unto the people, that the seven priests bearing the seven trumpets of rams' horns passed on before the LORD, and blew with the trumpets: and the ark of the covenant of the LORD followed them. و در روز هفتم، وقت طلوع فجر، به زودی برخاسته، شهر را به همین طور هفت مرتبه طواف کردند، جز اینکه در آن روز شهر را هفت مرتبه طواف کردند. bible_en_fa And the armed men went before the priests that blew with the trumpets, and the rereward came after the ark, the priests going on, and blowing with the trumpets. و چنین شد در مرتبه هفتم، چون کاهنان کرناها را نواختند که یوشع به قوم گفت: «صدا زنید زیرا خداوند شهر را به شما داده است. bible_en_fa And Joshua had commanded the people, saying, Ye shall not shout, nor make any noise with your voice, neither shall any word proceed out of your mouth, until the day I bid you shout; then shall ye shout. و خود شهر و هر‌چه در آن است برای خداوند حرام خواهد شد، و راحاب فاحشه فقط، با هر‌چه با وی در خانه باشد زنده خواهد ماند، زیرارسولانی را که فرستادیم پنهان کرد. bible_en_fa So the ark of the LORD compassed the city, going about it once: and they came into the camp, and lodged in the camp. و اما شمازنهار خویشتن را از چیز حرام نگاه دارید، مبادابعد از آنکه آن را حرام کرده باشید، از آن چیزحرام بگیرید و لشکرگاه اسرائیل را حرام کرده، آن را مضطرب سازید. bible_en_fa And Joshua rose early in the morning, and the priests took up the ark of the LORD. و تمامی نقره و طلا وظروف مسین و آهنین، وقف خداوند می‌باشد و به خزانه خداوند گذارده شود.» bible_en_fa And seven priests bearing seven trumpets of rams' horns before the ark of the LORD went on continually, and blew with the trumpets: and the armed men went before them; but the rereward came after the ark of the LORD, the priests going on, and blowing with the trumpets. آنگاه قوم صدازدند و کرناها را نواختند. و چون قوم آواز کرنا راشنیدند و قوم به آواز بلند صدا زدند، حصار شهربه زمین افتاد. و قوم یعنی هر کس پیش روی خودبه شهر برآمد و شهر را گرفتند. bible_en_fa And the second day they compassed the city once, and returned into the camp: so they did six days. و هر‌آنچه درشهر بود از مرد و زن و جوان و پیر و حتی گاو وگوسفند و الاغ را به دم شمشیر هلاک کردند. bible_en_fa And it came to pass on the seventh day, that they rose early about the dawning of the day, and compassed the city after the same manner seven times: only on that day they compassed the city seven times. و یوشع به آن دو مرد که به‌جاسوسی زمین رفته بودند، گفت: «به خانه زن فاحشه بروید، و زن را با هر‌چه دارد از آنجا بیرون آرید چنانکه برای وی قسم خوردید.» bible_en_fa And it came to pass at the seventh time, when the priests blew with the trumpets, Joshua said unto the people, Shout; for the LORD hath given you the city. پس آن دو جوان جاسوس داخل شده، راحاب و پدرش و مادرش و برادرانش را با هر‌چه داشت بیرون آوردند، بلکه تمام خویشانش را آورده، ایشان را بیرون لشکرگاه اسرائیل جا دادند. bible_en_fa And the city shall be accursed, even it, and all that are therein, to the LORD: only Rahab the harlot shall live, she and all that are with her in the house, because she hid the messengers that we sent. و شهر را با آنچه در آن بود، به آتش سوزانیدند. لیکن نقره و طلا وظروف مسین و آهنین را به خزانه خانه خداوندگذاردند. bible_en_fa And ye, in any wise keep yourselves from the accursed thing, lest ye make yourselves accursed, when ye take of the accursed thing, and make the camp of Israel a curse, and trouble it. و یوشع، راحاب فاحشه و خاندان پدرش را با هر‌چه از آن او بود زنده نگاه داشت، واو تا امروز در میان اسرائیل ساکن است، زیرارسولان را که یوشع برای جاسوسی اریحافرستاده بود پنهان کرد. bible_en_fa But all the silver, and gold, and vessels of brass and iron, are consecrated unto the LORD: they shall come into the treasury of the LORD. و در آنوقت یوشع ایشان را قسم داده، گفت: «ملعون باد به حضور خداوند کسی‌که برخاسته، این شهر اریحا را بنا کند، به نخست زاده خود بنیادش خواهد نهاد، و به پسر کوچک خوددروازه هایش را برپا خواهد نمود.»و خداوند با یوشع می‌بود و اسم اودرتمامی آن زمین شهرت یافت. bible_en_fa So the people shouted when the priests blew with the trumpets: and it came to pass, when the people heard the sound of the trumpet, and the people shouted with a great shout, that the wall fell down flat, so that the people went up into the city, every man straight before him, and they took the city. و خداوند با یوشع می‌بود و اسم اودرتمامی آن زمین شهرت یافت. bible_en_fa And they utterly destroyed all that was in the city, both man and woman, young and old, and ox, and sheep, and ass, with the edge of the sword. و بنی‌اسرائیل در آنچه حرام شده بود خیانت ورزیدند، زیرا عخان ابن کرمی ابن زبدی ابن زارح از سبط یهودا، از آنچه حرام شده بود گرفت، و غضب خداوند بر بنی‌اسرائیل افروخته شد. bible_en_fa But Joshua had said unto the two men that had spied out the country, Go into the harlot's house, and bring out thence the woman, and all that she hath, as ye sware unto her. و یوشع از اریحا تا عای که نزد بیت آون به طرف شرقی بیت ئیل واقع است، مردان فرستاد وایشان را خطاب کرده، گفت: «بروید و زمین راجاسوسی کنید.» پس آن مردان رفته، عای راجاسوسی کردند. bible_en_fa And the young men that were spies went in, and brought Rahab, and her father, and her mother, and her brethren, and all that she had; and they brought out all her kindred, and left them without the camp of Israel. و نزد یوشع برگشته، او راگفتند: «تمامی قوم برنیایند؛ به قدر دو یا سه هزارنفر برآیند و عای را بزنند و تمامی قوم را به آنجازحمت ندهی زیرا که ایشان کم‌اند.» bible_en_fa And they burnt the city with fire, and all that was therein: only the silver, and the gold, and the vessels of brass and of iron, they put into the treasury of the house of the LORD. پس قریب به سه هزار نفر از قوم به آنجا رفتند و از حضورمردان عای فرار کردند. bible_en_fa And Joshua saved Rahab the harlot alive, and her father's household, and all that she had; and she dwelleth in Israel even unto this day; because she hid the messengers, which Joshua sent to spy out Jericho. و مردان عای از آنها به قدر سی و شش نفر کشتند و از پیش دروازه تاشباریم ایشان را تعاقب نموده، ایشان را در نشیب زدند، و دل قوم گداخته شده، مثل آب گردید. bible_en_fa And Joshua adjured them at that time, saying, Cursed be the man before the LORD, that riseth up and buildeth this city Jericho: he shall lay the foundation thereof in his firstborn, and in his youngest son shall he set up the gates of it. و یوشع و مشایخ اسرائیل جامه خود راچاک زده، پیش تابوت خداوند تا شام رو به زمین افتادند، و خاک به‌سرهای خود پاشیدند. bible_en_fa So the LORD was with Joshua; and his fame was noised throughout all the country. و یوشع گفت: «آه‌ای خداوند یهوه برای چه این قوم را از اردن عبور دادی تا ما را به‌دست اموریان تسلیم کرده، ما را هلاک کنی، کاش راضی شده بودیم که به آن طرف اردن بمانیم. bible_en_fa But the children of Israel committed a trespass in the accursed thing: for Achan, the son of Carmi, the son of Zabdi, the son of Zerah, of the tribe of Judah, took of the accursed thing: and the anger of the LORD was kindled against the children of Israel. آه‌ای خداوندچه بگویم بعد از آنکه اسرائیل از حضور دشمنان خود پشت داده‌اند. bible_en_fa And Joshua sent men from Jericho to Ai, which is beside Beth-aven, on the east side of Bethel, and spake unto them, saying, Go up and view the country. And the men went up and viewed Ai. زیرا چون کنعانیان و تمامی ساکنان زمین این را بشنوند دور ما را خواهندگرفت و نام ما را از این زمین منقطع خواهند کرد، و تو به اسم بزرگ خود چه خواهی کرد؟» bible_en_fa And they returned to Joshua, and said unto him, Let not all the people go up; but let about two or three thousand men go up and smite Ai; and make not all the people to labour thither; for they are but few. خداوند به یوشع گفت: «برخیز چرا تو به این طور به روی خود افتاده‌ای. bible_en_fa So there went up thither of the people about three thousand men: and they fled before the men of Ai. اسرائیل گناه کرده، و از عهدی نیز که به ایشان امر فرمودم تجاوز نموده‌اند و از چیز حرام هم گرفته، دزدیده‌اند، بلکه انکار کرده، آن را در اسباب خودگذاشته‌اند. bible_en_fa And the men of Ai smote of them about thirty and six men: for they chased them from before the gate even unto Shebarim, and smote them in the going down: wherefore the hearts of the people melted, and became as water. از این سبب بنی‌اسرائیل نمی توانندبه حضور دشمنان خود بایستند و از حضوردشمنان خود پشت داده‌اند، زیرا که ملعون شده‌اند، و اگر چیز حرام را از میان خود تباه نسازید، من دیگر با شما نخواهم بود. bible_en_fa And Joshua rent his clothes, and fell to the earth upon his face before the ark of the LORD until the eventide, he and the elders of Israel, and put dust upon their heads. برخیزقوم را تقدیس نما و بگو برای فردا خویشتن راتقدیس نمایید، زیرا یهوه خدای اسرائیل چنین می‌گوید: ای اسرائیل چیزی حرام در میان توست و تا این چیز حرام را از میان خود دور نکنی، پیش روی دشمنان خود نمی توانی‌ایستاد. bible_en_fa And Joshua said, Alas, O Lord GOD, wherefore hast thou at all brought this people over Jordan, to deliver us into the hand of the Amorites, to destroy us? would to God we had been content, and dwelt on the other side Jordan! پس بامدادان، شما موافق اسباط خود نزدیک بیایید، وچنین شود که سبطی را که خداوند انتخاب کند به قبیله های خود نزدیک آیند، و قبیله‌ای را که خداوند انتخاب کند به خاندانهای خود نزدیک بیایند، و خاندانی را که خداوند انتخاب کند به مردان خود نزدیک آیند. bible_en_fa O Lord, what shall I say, when Israel turneth their backs before their enemies! و هر‌که آن چیز حرام نزد او یافت شود با هر‌چه دارد به آتش سوخته شود، زیرا که از عهد خداوند تجاوز نموده، قباحتی در میان اسرائیل به عمل آورده است.» bible_en_fa For the Canaanites and all the inhabitants of the land shall hear of it, and shall environ us round, and cut off our name from the earth: and what wilt thou do unto thy great name? پس یوشع بامدادان بزودی برخاسته، اسرائیل را به اسباط ایشان نزدیک آورد و سبطیهودا گرفته شد. bible_en_fa And the LORD said unto Joshua, Get thee up; wherefore liest thou thus upon thy face? و قبیله یهودا را نزدیک آوردو قبیله زارحیان گرفته شد. پس قبیله زارحیان رابه مردان ایشان نزدیک آورد و زبدی گرفته شد. bible_en_fa Israel hath sinned, and they have also transgressed my covenant which I commanded them: for they have even taken of the accursed thing, and have also stolen, and dissembled also, and they have put it even among their own stuff. و خاندان او را به مردان ایشان نزدیک آورد وعخان بن کرمی ابن زبدی بن زارح از سبط یهوداگرفته شد. bible_en_fa Therefore the children of Israel could not stand before their enemies, but turned their backs before their enemies, because they were accursed: neither will I be with you any more, except ye destroy the accursed from among you. و یوشع به عخان گفت: «ای پسر من الان یهوه خدای اسرائیل را جلال بده و نزد اواعتراف نما و مرا خبر بده که چه کردی و از مامخفی مدار.» bible_en_fa Up, sanctify the people, and say, Sanctify yourselves against to morrow: for thus saith the LORD God of Israel, There is an accursed thing in the midst of thee, O Israel: thou canst not stand before thine enemies, until ye take away the accursed thing from among you. عخان در جواب یوشع گفت: «فی الواقع به یهوه خدای اسرائیل گناه کرده، وچنین و چنان به عمل آورده‌ام. bible_en_fa In the morning therefore ye shall be brought according to your tribes: and it shall be, that the tribe which the LORD taketh shall come according to the families thereof; and the family which the LORD shall take shall come by households; and the household which the LORD shall take shall come man by man. چون در میان غنیمت ردایی فاخر شنعاری و دویست مثقال نقره و یک شمش طلا که وزنش پنجاه مثقال بوددیدم، آنها را طمع‌ورزیده، گرفتم، و اینک درمیان خیمه من در زمین است و نقره زیر آن می‌باشد.» bible_en_fa And it shall be, that he that is taken with the accursed thing shall be burnt with fire, he and all that he hath: because he hath transgressed the covenant of the LORD, and because he hath wrought folly in Israel. آنگاه یوشع رسولان فرستاد و به خیمه دویدند، و اینک در خیمه او پنهان بود و نقره زیرآن. bible_en_fa So Joshua rose up early in the morning, and brought Israel by their tribes; and the tribe of Judah was taken: و آنها را از میان خیمه گرفته، نزد یوشع وجمیع بنی‌اسرائیل آوردند و آنها را به حضورخداوند نهادند. bible_en_fa And he brought the family of Judah; and he took the family of the Zarhites: and he brought the family of the Zarhites man by man; and Zabdi was taken: و یوشع و تمامی بنی‌اسرائیل با وی عخان پسر زارح و نقره و ردا و شمش طلا وپسرانش و دخترانش و گاوانش و حمارانش وگوسفندانش و خیمه‌اش و تمامی مایملکش راگرفته، آنها را به وادی عخور بردند. bible_en_fa And he brought his household man by man; and Achan, the son of Carmi, the son of Zabdi, the son of Zerah, of the tribe of Judah, was taken. و یوشع گفت: «برای چه ما را مضطرب ساختی؟ خداوندامروز تو را مضطرب خواهد ساخت.» پس تمامی اسرائیل او را سنگسار کردند و آنها را به آتش سوزانیدند و ایشان را به سنگها سنگسار کردند.و توده بزرگ از سنگها بر او برپا داشتند که تا به امروز هست، و خداوند از شدت غضب خودبرگشت، بنابراین اسم آن مکان تا امروز وادی عخور نامیده شده است. bible_en_fa And Joshua said unto Achan, My son, give, I pray thee, glory to the LORD God of Israel, and make confession unto him; and tell me now what thou hast done; hide it not from me. و توده بزرگ از سنگها بر او برپا داشتند که تا به امروز هست، و خداوند از شدت غضب خودبرگشت، بنابراین اسم آن مکان تا امروز وادی عخور نامیده شده است. bible_en_fa And Achan answered Joshua, and said, Indeed I have sinned against the LORD God of Israel, and thus and thus have I done: و خداوند به یوشع گفت: «مترس و هراسان مباش. تمامی مردان جنگی را با خود بردارو برخاسته، به عای برو. اینک ملک عای و قوم اوو شهرش و زمینش را به‌دست تو دادم. bible_en_fa When I saw among the spoils a goodly Babylonish garment, and two hundred shekels of silver, and a wedge of gold of fifty shekels weight, then I coveted them, and took them; and, behold, they are hid in the earth in the midst of my tent, and the silver under it. و به عای و ملکش به طوری که به اریحا و ملکش عمل نمودی بکن، لیکن غنیمتش را با بهایمش برای خود به تاراج گیرید و در پشت شهر کمین ساز.» bible_en_fa So Joshua sent messengers, and they ran unto the tent; and, behold, it was hid in his tent, and the silver under it. پس یوشع و جمیع مردان جنگی برخاستندتا به عای بروند، و یوشع سی هزار نفر از مردان دلاور انتخاب کرده، ایشان را در شب فرستاد. bible_en_fa And they took them out of the midst of the tent, and brought them unto Joshua, and unto all the children of Israel, and laid them out before the LORD. وایشان را امر فرموده، گفت: «اینک شما برای شهردر کمین باشید، یعنی از پشت شهر و از شهربسیار دور مروید، و همه شما مستعد باشید. bible_en_fa And Joshua, and all Israel with him, took Achan the son of Zerah, and the silver, and the garment, and the wedge of gold, and his sons, and his daughters, and his oxen, and his asses, and his sheep, and his tent, and all that he had: and they brought them unto the valley of Achor. ومن و تمام قومی که با منند نزدیک شهر خواهیم آمد، و چون مثل دفعه اول به مقابله ما بیرون آینداز پیش ایشان فرار خواهیم کرد. bible_en_fa And Joshua said, Why hast thou troubled us? the LORD shall trouble thee this day. And all Israel stoned him with stones, and burned them with fire, after they had stoned them with stones. و ما را تعاقب خواهند کرد تا ایشان را از شهر دور سازیم، زیراخواهند گفت که مثل دفعه اول از حضور ما فرارمی کنند، پس از پیش ایشان خواهیم گریخت. bible_en_fa And they raised over him a great heap of stones unto this day. So the LORD turned from the fierceness of his anger. Wherefore the name of that place was called, The valley of Achor, unto this day. آنگاه از کمین گاه برخاسته، شهر را به تصرف آورید، زیرا یهوه، خدای شما آن را به‌دست شماخواهد داد. bible_en_fa And the LORD said unto Joshua, Fear not, neither be thou dismayed: take all the people of war with thee, and arise, go up to Ai: see, I have given into thy hand the king of Ai, and his people, and his city, and his land: و چون شهر را گرفته باشید پس شهر را به آتش بسوزانید و موافق سخن خداوندبه عمل آورید. اینک شما را امر نمودم.» bible_en_fa And thou shalt do to Ai and her king as thou didst unto Jericho and her king: only the spoil thereof, and the cattle thereof, shall ye take for a prey unto yourselves: lay thee an ambush for the city behind it. پس یوشع ایشان را فرستاد و به کمین گاه رفته، در میان بیت ئیل و عای به طرف غربی عای ماندند و یوشع آن شب را در میان قوم بسر برد. bible_en_fa So Joshua arose, and all the people of war, to go up against Ai: and Joshua chose out thirty thousand mighty men of valour, and sent them away by night. و یوشع بامدادان بزودی برخاسته، قوم راصف آرایی نمود، و او با مشایخ اسرائیل پیش روی قوم بسوی عای روانه شدند. bible_en_fa And he commanded them, saying, Behold, ye shall lie in wait against the city, even behind the city: go not very far from the city, but be ye all ready: و تمامی مردان جنگی که با وی بودند روانه شده، نزدیک آمدند و در مقابل شهر رسیده، به طرف شمال عای فرود آمدند، و در میان او و عای وادی‌ای بود. bible_en_fa And I, and all the people that are with me, will approach unto the city: and it shall come to pass, when they come out against us, as at the first, that we will flee before them, و قریب به پنج هزار نفر گرفته، ایشان را درمیان بیت ئیل و عای به طرف غربی شهر در کمین نهاد. bible_en_fa (For they will come out after us) till we have drawn them from the city; for they will say, They flee before us, as at the first: therefore we will flee before them. پس قوم، یعنی تمامی لشکر که به طرف شمالی شهر بودند و آنانی را که به طرف غربی شهر در کمین بودند قرار دادند، و یوشع آن شب در میان وادی رفت. bible_en_fa Then ye shall rise up from the ambush, and seize upon the city: for the LORD your God will deliver it into your hand. و چون ملک عای این رادید او و تمامی قومش تعجیل نموده، به زودی برخاستند، و مردان شهر به مقابله بنی‌اسرائیل برای جنگ به‌جای معین پیش عربه بیرون رفتند، و او ندانست که در پشت شهر برای وی در کمین هستند. bible_en_fa And it shall be, when ye have taken the city, that ye shall set the city on fire: according to the commandment of the LORD shall ye do. See, I have commanded you. و یوشع و همه اسرائیل خود را ازحضور ایشان منهزم ساخته، به راه بیابان فرارکردند. bible_en_fa Joshua therefore sent them forth: and they went to lie in ambush, and abode between Bethel and Ai, on the west side of Ai: but Joshua lodged that night among the people. و تمامی قومی را که در شهر بودند ندادر‌دادند تا ایشان را تعاقب کنند. پس یوشع راتعاقب نموده، از شهر دور شدند. bible_en_fa And Joshua rose up early in the morning, and numbered the people, and went up, he and the elders of Israel, before the people to Ai. و هیچکس در عای و بیت ئیل باقی نماند که از عقب بنی‌اسرائیل بیرون نرفت، و دروازه های شهر را بازگذاشته، اسرائیل را تعاقب نمودند. bible_en_fa And all the people, even the people of war that were with him, went up, and drew nigh, and came before the city, and pitched on the north side of Ai: now there was a valley between them and Ai. و خداوند به یوشع گفت: «مزراقی که دردست توست بسوی عای دراز کن، زیرا آن را به‌دست تو دادم و یوشع، مزراقی را که به‌دست خود داشت به سوی شهر دراز کرد. bible_en_fa And he took about five thousand men, and set them to lie in ambush between Bethel and Ai, on the west side of the city. و آنانی که در کمین بودند بزودی از جای خود برخاستند وچون او دست خود را دراز کرد دویدند و داخل شهر شده، آن را گرفتند و تعجیل نموده، شهر را به آتش سوزانیدند. bible_en_fa And when they had set the people, even all the host that was on the north of the city, and their liers in wait on the west of the city, Joshua went that night into the midst of the valley. و مردان عای بر عقب نگریسته، دیدند که اینک دود شهر بسوی آسمان بالا می‌رود. پس برای ایشان طاقت نماند که به این طرف و آن طرف بگریزند و قومی که به سوی صحرا می‌گریختند بر تعاقب کنندگان خودبرگشتند. bible_en_fa And it came to pass, when the king of Ai saw it, that they hasted and rose up early, and the men of the city went out against Israel to battle, he and all his people, at a time appointed, before the plain; but he wist not that there were liers in ambush against him behind the city. و چون یوشع و تمامی اسرائیل دیدند که آنانی که در کمین بودند شهر را گرفته اندو دود شهر بالا می‌رود ایشان برگشته، مردان عای را شکست دادند. bible_en_fa And Joshua and all Israel made as if they were beaten before them, and fled by the way of the wilderness. و دیگران به مقابله ایشان ازشهر بیرون آمدند، و ایشان در میان اسرائیل بودند. آنان از یک طرف و اینان از طرف دیگر وایشان را می‌کشتند به حدی که کسی از آنها باقی نماند و نجات نیافت. bible_en_fa And all the people that were in Ai were called together to pursue after them: and they pursued after Joshua, and were drawn away from the city. و ملک عای را زنده گرفته، او را نزد یوشع آوردند. bible_en_fa And there was not a man left in Ai or Bethel, that went not out after Israel: and they left the city open, and pursued after Israel. و واقع شد که چون اسرائیل از کشتن همه ساکنان عای در صحرا و در بیابانی که ایشان را درآن تعاقب می‌نمودند فارغ شدند، و همه آنها از دم شمشیر افتاده، هلاک گشتند، تمامی اسرائیل به عای برگشته آن را به دم شمشیر کشتند. bible_en_fa And the LORD said unto Joshua, Stretch out the spear that is in thy hand toward Ai; for I will give it into thine hand. And Joshua stretched out the spear that he had in his hand toward the city. و همه آنانی که در آن روز از مرد و زن افتادند دوازده هزار نفر بودند یعنی تمامی مردمان عای. bible_en_fa And the ambush arose quickly out of their place, and they ran as soon as he had stretched out his hand: and they entered into the city, and took it, and hasted and set the city on fire. زیرایوشع دست خود را که با مزراق دراز کرده بود، پس نکشید تا تمامی ساکنان عای را هلاک کرد. bible_en_fa And when the men of Ai looked behind them, they saw, and, behold, the smoke of the city ascended up to heaven, and they had no power to flee this way or that way: and the people that fled to the wilderness turned back upon the pursuers. لیکن بهایم و غنیمت آن شهر را اسرائیل برای خود به تاراج بردند موافق کلام خداوند که به یوشع امر فرموده بود. bible_en_fa And when Joshua and all Israel saw that the ambush had taken the city, and that the smoke of the city ascended, then they turned again, and slew the men of Ai. پس یوشع عای راسوزانید و آن را توده ابدی و خرابه ساخت که تاامروز باقی است. bible_en_fa And the other issued out of the city against them; so they were in the midst of Israel, some on this side, and some on that side: and they smote them, so that they let none of them remain or escape. و ملک عای را تا وقت شام به دار کشید، و در وقت غروب آفتاب، یوشع فرمودتا لاش او را از دار پایین آورده، او را نزد دهنه دروازه شهر انداختند و توده بزرگ از سنگها بر آن برپا کردند که تا امروز باقی است. bible_en_fa And the king of Ai they took alive, and brought him to Joshua. آنگاه یوشع مذبحی برای یهوه، خدای اسرائیل در کوه عیبال بنا کرد. bible_en_fa And it came to pass, when Israel had made an end of slaying all the inhabitants of Ai in the field, in the wilderness wherein they chased them, and when they were all fallen on the edge of the sword, until they were consumed, that all the Israelites returned unto Ai, and smote it with the edge of the sword. چنانکه موسی، بنده خداوند، بنی‌اسرائیل را امر فرموده بود، به طوری که در کتاب تورات موسی مکتوب است، یعنی مذبحی از سنگهای ناتراشیده که کسی برآنها آلات آهنین بلند نکرده بود و بر آن قربانی های سلامتی برای خداوند گذرانیدند وذبایح سلامتی ذبح کردند. bible_en_fa And so it was, that all that fell that day, both of men and women, were twelve thousand, even all the men of Ai. و در آنجا بر آن سنگها نسخه تورات موسی را که نوشته بود به حضور بنی‌اسرائیل مرقوم ساخت. bible_en_fa For Joshua drew not his hand back, wherewith he stretched out the spear, until he had utterly destroyed all the inhabitants of Ai. و تمامی اسرائیل و مشایخ و روسا و داوران ایشان به هر دوطرف تابوت پیش لاویان کهنه که تابوت عهدخداوند را برمی داشتند ایستادند، هم غریبان وهم متوطنان؛ نصف ایشان به طرف کوه جرزیم ونصف ایشان به طرف کوه عیبال چنانکه موسی بنده خداوند امر فرموده بود، تا قوم اسرائیل رااول برکت دهند. bible_en_fa Only the cattle and the spoil of that city Israel took for a prey unto themselves, according unto the word of the LORD which he commanded Joshua. و بعد از آن تمامی سخنان شریعت، هم برکت‌ها و هم لعنت‌ها را به طوری که در کتاب تورات مرقوم است، خواند.از هرچه موسی‌امر فرموده بود حرفی نبود که یوشع به حضور تمام جماعت اسرائیل با زنان و اطفال وغریبانی که در میان ایشان می‌رفتند، نخواند. bible_en_fa And Joshua burnt Ai, and made it an heap for ever, even a desolation unto this day. از هرچه موسی‌امر فرموده بود حرفی نبود که یوشع به حضور تمام جماعت اسرائیل با زنان و اطفال وغریبانی که در میان ایشان می‌رفتند، نخواند. bible_en_fa And the king of Ai he hanged on a tree until eventide: and as soon as the sun was down, Joshua commanded that they should take his carcase down from the tree, and cast it at the entering of the gate of the city, and raise thereon a great heap of stones, that remaineth unto this day. و واقع شد که تمامی ملوک حتیان و اموریان و کنعانیان و فرزیان و حویان و یبوسیان، که به آن طرف اردن در کوه و هامون و درتمامی کناره دریای بزرگ تا مقابل لبنان بودند، چون این را شنیدند، bible_en_fa Then Joshua built an altar unto the LORD God of Israel in mount Ebal, با هم جمع شدند، تا بایوشع و اسرائیل متفق جنگ کنند. bible_en_fa As Moses the servant of the LORD commanded the children of Israel, as it is written in the book of the law of Moses, an altar of whole stones, over which no man hath lift up any iron: and they offered thereon burnt offerings unto the LORD, and sacrificed peace offerings. و اما ساکنان جبعون چون آنچه را که یوشع به اریحا و عای کرده بود شنیدند، bible_en_fa And he wrote there upon the stones a copy of the law of Moses, which he wrote in the presence of the children of Israel. ایشان نیز به حیله رفتار نمودند و روانه شده، خویشتن را مثل ایلچیان ظاهر کرده، جوالهای کهنه بر الاغهای خود و مشکهای شراب که کهنه و پاره و بسته شده بود، گرفتند. bible_en_fa And all Israel, and their elders, and officers, and their judges, stood on this side the ark and on that side before the priests the Levites, which bare the ark of the covenant of the LORD, as well the stranger, as he that was born among them; half of them over against mount Gerizim, and half of them over against mount Ebal; as Moses the servant of the LORD had commanded before, that they should bless the people of Israel. و بر پایهای خود کفشهای مندرس و پینه زده و بر بدن خود رخت کهنه وتمامی نان توشه ایشان خشک و کفه زده بود. bible_en_fa And afterward he read all the words of the law, the blessings and cursings, according to all that is written in the book of the law. ونزد یوشع به اردو در جلجال آمده، به او و به مردان اسرائیل گفتند که «از زمین دور آمده‌ایم پس الان با ما عهد ببندید.» bible_en_fa There was not a word of all that Moses commanded, which Joshua read not before all the congregation of Israel, with the women, and the little ones, and the strangers that were conversant among them. و مردان اسرائیل به حویان گفتند: «شاید در میان ما ساکن باشید. پس چگونه با شما عهد ببندیم؟» bible_en_fa And it came to pass, when all the kings which were on this side Jordan, in the hills, and in the valleys, and in all the coasts of the great sea over against Lebanon, the Hittite, and the Amorite, the Canaanite, the Perizzite, the Hivite, and the Jebusite, heard thereof; ایشان به یوشع گفتند: «ما بندگان تو هستیم.» یوشع به ایشان گفت که «شما کیانید و از کجامی آیید؟» bible_en_fa That they gathered themselves together, to fight with Joshua and with Israel, with one accord. به وی گفتند: «بندگانت به‌سبب اسم یهوه خدای تو از زمین بسیار دور آمده‌ایم زیرا که آوازه او و هر‌چه را که در مصر کرد، شنیدیم. bible_en_fa And when the inhabitants of Gibeon heard what Joshua had done unto Jericho and to Ai, ونیز آنچه را به دو ملک اموریان که به آن طرف اردن بودند یعنی به سیهون، ملک حشبون، و عوج، ملک باشان، که در عشتاروت بود، کرد. bible_en_fa They did work wilily, and went and made as if they had been ambassadors, and took old sacks upon their asses, and wine bottles, old, and rent, and bound up; پس مشایخ ما و تمامی ساکنان زمین ما به ما گفتند که توشه‌ای به جهت راه به‌دست خود بگیرید و به استقبال ایشان رفته، ایشان را بگویید که ما بندگان شما هستیم. پس الان با ما عهد ببندید. bible_en_fa And old shoes and clouted upon their feet, and old garments upon them; and all the bread of their provision was dry and mouldy. این نان ما در روزی که روانه شدیم تا نزد شما بیاییم از خانه های خود آن را برای توشه راه گرم گرفتیم، والان اینک خشک و کفه زده شده است. bible_en_fa And they went to Joshua unto the camp at Gilgal, and said unto him, and to the men of Israel, We be come from a far country: now therefore make ye a league with us. و این مشکهای شراب که پر کردیم تازه بود واینک پاره شده، و این رخت و کفشهای ما از کثرت طول راه کهنه شده است.» bible_en_fa And the men of Israel said unto the Hivites, Peradventure ye dwell among us; and how shall we make a league with you? آنگاه آن مردمان از توشه ایشان گرفتند و از دهان خداوند مشورت نکردند. bible_en_fa And they said unto Joshua, We are thy servants. And Joshua said unto them, Who are ye? and from whence come ye? و یوشع با ایشان صلح کرده، عهد بست که ایشان را زنده نگهدارد و روسای جماعت باایشان قسم خوردند. bible_en_fa And they said unto him, From a very far country thy servants are come because of the name of the LORD thy God: for we have heard the fame of him, and all that he did in Egypt, اما بعد از انقضای سه روز که با ایشان عهدبسته بودند، شنیدند که آنها نزدیک ایشانند و درمیان ایشان ساکنند. bible_en_fa And all that he did to the two kings of the Amorites, that were beyond Jordan, to Sihon king of Heshbon, and to Og king of Bashan, which was at Ashtaroth. پس بنی‌اسرائیل کوچ کرده، در روز سوم به شهرهای ایشان رسیدند وشهرهای ایشان، جبعون و کفیره و بئیروت و قریه یعاریم، بود. bible_en_fa Wherefore our elders and all the inhabitants of our country spake to us, saying, Take victuals with you for the journey, and go to meet them, and say unto them, We are your servants: therefore now make ye a league with us. و بنی‌اسرائیل ایشان را نکشتندزیرا روسای جماعت برای ایشان به یهوه، خدای اسرائیل، قسم خورده بودند، و تمامی جماعت برروسا همهمه کردند. bible_en_fa This our bread we took hot for our provision out of our houses on the day we came forth to go unto you; but now, behold, it is dry, and it is mouldy: و جمیع روسا به تمامی جماعت گفتند که برای ایشان به یهوه، خدای اسرائیل، قسم خوردیم پس الان نمی توانیم به ایشان ضرر برسانیم. bible_en_fa And these bottles of wine, which we filled, were new; and, behold, they be rent: and these our garments and our shoes are become old by reason of the very long journey. این را به ایشان خواهیم کرد و ایشان را زنده نگاه خواهیم داشت مبادا به‌سبب قسمی که برای ایشان خوردیم، غضب بر مابشود. bible_en_fa And the men took of their victuals, and asked not counsel at the mouth of the LORD. و روسا به ایشان گفتند: «بگذارید که زنده بمانند.» پس برای تمامی جماعت هیزم شکنان و سقایان آب شدند، چنانکه روسا به ایشان گفته بودند. bible_en_fa And Joshua made peace with them, and made a league with them, to let them live: and the princes of the congregation sware unto them. و یوشع ایشان را خواند و بدیشان خطاب کرده، گفت: «چرا ما را فریب دادید و گفتید که مااز شما بسیار دور هستیم و حال آنکه در میان ما ساکنید. bible_en_fa And it came to pass at the end of three days after they had made a league with them, that they heard that they were their neighbours, and that they dwelt among them. پس حال شما ملعونید و از شماغلامان و هیزم شکنان و سقایان آب همیشه برای خانه خدای ما خواهند بود.» bible_en_fa And the children of Israel journeyed, and came unto their cities on the third day. Now their cities were Gibeon, and Chephirah, and Beeroth, and Kirjath-jearim. ایشان در جواب یوشع گفتند: «زیرا که بندگان تو را یقین خبر دادندکه یهوه، خدای تو، بنده خود موسی را امر کرده بود که تمامی این زمین را به شما بدهد، و همه ساکنان زمین را از پیش روی شما هلاک کنند، وبرای جانهای خود به‌سبب شما بسیار ترسیدیم، پس این کار را کردیم. bible_en_fa And the children of Israel smote them not, because the princes of the congregation had sworn unto them by the LORD God of Israel. And all the congregation murmured against the princes. و الان، اینک ما در دست تو هستیم؛ به هر طوری که در نظر تو نیکو وصواب است که به ما رفتار نمایی، عمل نما.» bible_en_fa But all the princes said unto all the congregation, We have sworn unto them by the LORD God of Israel: now therefore we may not touch them. پس او با ایشان به همین طور عمل نموده، ایشان را از دست بنی‌اسرائیل رهایی داد که ایشان را نکشتند.و یوشع در آن روز ایشان را مقررکرد تا هیزم شکنان و سقایان آب برای جماعت وبرای مذبح خداوند باشند، در مقامی که او اختیارکند و تا به امروز چنین هستند. bible_en_fa This we will do to them; we will even let them live, lest wrath be upon us, because of the oath which we sware unto them. و یوشع در آن روز ایشان را مقررکرد تا هیزم شکنان و سقایان آب برای جماعت وبرای مذبح خداوند باشند، در مقامی که او اختیارکند و تا به امروز چنین هستند. bible_en_fa And the princes said unto them, Let them live; but let them be hewers of wood and drawers of water unto all the congregation; as the princes had promised them. و چون ادونی صدق، ملک اورشلیم شنید که یوشع عای را گرفته و آن را تباه کرده، و به طوری که به اریحا و ملکش عمل نموده بود به عای و ملکش نیز عمل نموده است، و ساکنان جبعون با اسرائیل صلح کرده، در میان ایشان می‌باشند، bible_en_fa And Joshua called for them, and he spake unto them, saying, Wherefore have ye beguiled us, saying, We are very far from you; when ye dwell among us? ایشان بسیار ترسیدند زیراجبعون، شهر بزرگ، مثل یکی از شهرهای پادشاه نشین بود، و مردانش شجاع بودند. bible_en_fa Now therefore ye are cursed, and there shall none of you be freed from being bondmen, and hewers of wood and drawers of water for the house of my God. پس ادونی صدق، ملک اورشلیم نزد هوهام، ملک حبرون، و فرآم، ملک یرموت، و یافیع، ملک لاخیش، و دبیر، ملک عجلون، فرستاده، گفت: bible_en_fa And they answered Joshua, and said, Because it was certainly told thy servants, how that the LORD thy God commanded his servant Moses to give you all the land, and to destroy all the inhabitants of the land from before you, therefore we were sore afraid of our lives because of you, and have done this thing. «نزد من آمده، مرا اعانت کنید، تا جبعون را بزنیم زیرا که با یوشع و بنی‌اسرائیل صلح کرده‌اند.» bible_en_fa And now, behold, we are in thine hand: as it seemeth good and right unto thee to do unto us, do. پس پنج ملک اموریان یعنی ملک اورشلیم وملک حبرون و ملک یرموت و ملک لاخیش وملک عجلون جمع شدند، و با تمام لشکر خودبرآمدند، و در مقابل جبعون اردو زده، با آن جنگ کردند. bible_en_fa And so did he unto them, and delivered them out of the hand of the children of Israel, that they slew them not. پس مردان جبعون نزد یوشع به اردو درجلجال فرستاده، گفتند: «دست خود را ازبندگانت بازمدار. بزودی نزد ما بیا و ما را نجات بده، و مدد کن زیرا تمامی ملوک اموریانی که درکوهستان ساکنند، بر ما جمع شده‌اند.» bible_en_fa And Joshua made them that day hewers of wood and drawers of water for the congregation, and for the altar of the LORD, even unto this day, in the place which he should choose. پس یوشع با جمیع مردان جنگی و همه مردان شجاع از جلجال آمد. bible_en_fa Now it came to pass, when Adoni-zedek king of Jerusalem had heard how Joshua had taken Ai, and had utterly destroyed it; as he had done to Jericho and her king, so he had done to Ai and her king; and how the inhabitants of Gibeon had made peace with Israel, and were among them; و خداوند به یوشع گفت: «ازآنها مترس زیرا ایشان را به‌دست تو دادم و کسی از ایشان پیش تو نخواهد ایستاد.» bible_en_fa That they feared greatly, because Gibeon was a great city, as one of the royal cities, and because it was greater than Ai, and all the men thereof were mighty. پس یوشع تمامی شب از جلجال کوچ کرده، ناگهان به ایشان برآمد. bible_en_fa Wherefore Adoni-zedek king of Jerusalem sent unto Hoham king of Hebron, and unto Piram king of Jarmuth, and unto Japhia king of Lachish, and unto Debir king of Eglon, saying, و خداوند ایشان را پیش اسرائیل منهزم ساخت، و ایشان را در جبعون به کشتارعظیمی کشت. و ایشان را به راه گردنه بیت حورون گریزانید، و تا عزیقه و مقیده ایشان راکشت. bible_en_fa Come up unto me, and help me, that we may smite Gibeon: for it hath made peace with Joshua and with the children of Israel. و چون از پیش اسرائیل فرار می‌کردندو ایشان در سرازیری بیت حورون می‌بودند، آنگاه خداوند تا عزیقه بر ایشان از آسمان سنگهای بزرگ بارانید و مردند. و آنانی که ازسنگهای تگرگ مردند، بیشتر بودند از کسانی که بنی‌اسرائیل به شمشیر کشتند. bible_en_fa Therefore the five kings of the Amorites, the king of Jerusalem, the king of Hebron, the king of Jarmuth, the king of Lachish, the king of Eglon, gathered themselves together, and went up, they and all their hosts, and encamped before Gibeon, and made war against it. آنگاه یوشع در روزی که خداوند اموریان را پیش بنی‌اسرائیل تسلیم کرد، به خداوند درحضور بنی‌اسرائیل تکلم کرده، گفت: «ای آفتاب بر جبعون بایست و تو‌ای ماه بر وادی ایلون.» bible_en_fa And the men of Gibeon sent unto Joshua to the camp to Gilgal, saying, Slack not thy hand from thy servants; come up to us quickly, and save us, and help us: for all the kings of the Amorites that dwell in the mountains are gathered together against us. پس آفتاب ایستاد و ماه توقف نمود تا قوم ازدشمنان خود انتقام گرفتند، مگر این در کتاب یاشر مکتوب نیست که آفتاب در میان آسمان ایستاد و قریب به تمامی روز به فرو رفتن تعجیل نکرد. bible_en_fa So Joshua ascended from Gilgal, he, and all the people of war with him, and all the mighty men of valour. و قبل از آن و بعد از آن روزی مثل آن واقع نشده بود که خداوند آواز انسان را بشنودزیرا خداوند برای اسرائیل جنگ می‌کرد. bible_en_fa And the LORD said unto Joshua, Fear them not: for I have delivered them into thine hand; there shall not a man of them stand before thee. پس یوشع با تمامی اسرائیل به اردو به جلجال برگشتند. bible_en_fa Joshua therefore came unto them suddenly, and went up from Gilgal all night. اما آن پنج ملک فرار کرده، خود را در مغاره مقیده پنهان ساختند. bible_en_fa And the LORD discomfited them before Israel, and slew them with a great slaughter at Gibeon, and chased them along the way that goeth up to Beth-horon, and smote them to Azekah, and unto Makkedah. و به یوشع خبر داده، گفتند: «که آن پنج ملک پیدا شده‌اند و در مغاره مقیده پنهانند.» bible_en_fa And it came to pass, as they fled from before Israel, and were in the going down to Beth-horon, that the LORD cast down great stones from heaven upon them unto Azekah, and they died: they were more which died with hailstones than they whom the children of Israel slew with the sword. یوشع گفت: «سنگهایی بزرگ به دهنه مغاره بغلطانید و بر آن مردمان بگمارید تاایشان را نگاهبانی کنند. bible_en_fa Then spake Joshua to the LORD in the day when the LORD delivered up the Amorites before the children of Israel, and he said in the sight of Israel, Sun, stand thou still upon Gibeon; and thou, Moon, in the valley of Ajalon. و اما شما توقف منمایید بلکه دشمنان خود را تعاقب کنید وموخر ایشان را بکشید و مگذارید که به شهرهای خود داخل شوند، زیرا یهوه خدای شما ایشان رابه‌دست شما تسلیم نموده است.» bible_en_fa And the sun stood still, and the moon stayed, until the people had avenged themselves upon their enemies. Is not this written in the book of Jasher? So the sun stood still in the midst of heaven, and hasted not to go down about a whole day. و چون یوشع و بنی‌اسرائیل از کشتن ایشان به کشتاربسیار عظیمی تا نابود شدن ایشان فارغ شدند، وبقیه‌ای که از ایشان نجات یافتند، به شهرهای حصاردار درآمدند. bible_en_fa And there was no day like that before it or after it, that the LORD hearkened unto the voice of a man: for the LORD fought for Israel. آنگاه تمامی قوم نزدیوشع به اردو در مقیده به سلامتی برگشتند، وکسی زبان خود را بر احدی از بنی‌اسرائیل تیزنساخت. bible_en_fa And Joshua returned, and all Israel with him, unto the camp to Gilgal. پس یوشع گفت: «دهنه مغاره را بگشایید وآن پنج ملک را از مغاره، نزد من بیرون آورید.» bible_en_fa But these five kings fled, and hid themselves in a cave at Makkedah. پس چنین کردند، و آن پنج ملک، یعنی ملک اورشلیم و ملک حبرون و ملک یرموت و ملک لاخیش و ملک عجلون را از مغاره نزد وی بیرون آوردند. bible_en_fa And it was told Joshua, saying, The five kings are found hid in a cave at Makkedah. و چون ملوک را نزد یوشع بیرون آوردند، یوشع تمامی مردان اسرائیل را خواند وبه‌سرداران مردان جنگی که همراه وی می‌رفتند، گفت: «نزدیک بیایید و پایهای خود را بر گردن این ملوک بگذارید.» پس نزدیک آمده، پایهای خودرا بر گردن ایشان گذاردند. bible_en_fa And Joshua said, Roll great stones upon the mouth of the cave, and set men by it for to keep them: و یوشع به ایشان گفت: «مترسید و هراسان مباشید. قوی و دلیرباشید زیرا خداوند با همه دشمنان شما که باایشان جنگ می‌کنید، چنین خواهد کرد.» bible_en_fa And stay ye not, but pursue after your enemies, and smite the hindmost of them; suffer them not to enter into their cities: for the LORD your God hath delivered them into your hand. وبعد از آن یوشع ایشان را زد و کشت و بر پنج دارکشید که تا شام بر دارها آویخته بودند. bible_en_fa And it came to pass, when Joshua and the children of Israel had made an end of slaying them with a very great slaughter, till they were consumed, that the rest which remained of them entered into fenced cities. و دروقت غروب آفتاب، یوشع فرمود تا ایشان را ازدارها پایین آوردند، و ایشان را به مغاره‌ای که درآن پنهان بودند انداختند، و به دهنه مغاره سنگهای بزرگ که تا امروز باقی است، گذاشتند. bible_en_fa And all the people returned to the camp to Joshua at Makkedah in peace: none moved his tongue against any of the children of Israel. و در آن روز یوشع مقیده را گرفت، و آن وملکش را به دم شمشیر زده، ایشان و همه نفوسی را که در آن بودند، هلاک کرد، و کسی را باقی نگذاشت، و به طوری که با ملک اریحا رفتارنموده بود، با ملک مقیده نیز رفتار کرد. bible_en_fa Then said Joshua, Open the mouth of the cave, and bring out those five kings unto me out of the cave. و یوشع با تمامی اسرائیل از مقیده به لبنه گذشت و با لبنه جنگ کرد. bible_en_fa And they did so, and brought forth those five kings unto him out of the cave, the king of Jerusalem, the king of Hebron, the king of Jarmuth, the king of Lachish, and the king of Eglon. و خداوند آن را نیزبا ملکش به‌دست اسرائیل تسلیم نمود، پس آن وهمه کسانی را که در آن بودند به دم شمشیر کشت و کسی را باقی نگذاشت، و به طوری که با ملک اریحا رفتار نموده بود با ملک آن نیز رفتار کرد. bible_en_fa And it came to pass, when they brought out those kings unto Joshua, that Joshua called for all the men of Israel, and said unto the captains of the men of war which went with him, Come near, put your feet upon the necks of these kings. And they came near, and put their feet upon the necks of them. و یوشع با تمامی اسرائیل از لبنه به لاخیش گذشت و به مقابلش اردو زده، با آن جنگ کرد. bible_en_fa And Joshua said unto them, Fear not, nor be dismayed, be strong and of good courage: for thus shall the LORD do to all your enemies against whom ye fight. و خداوند لاخیش را به‌دست اسرائیل تسلیم نمود که آن را در روز دوم تسخیر نمود. و آن وهمه کسانی را که در آن بودند به دم شمشیر کشت چنانکه به لبنه کرده بود. bible_en_fa And afterward Joshua smote them, and slew them, and hanged them on five trees: and they were hanging upon the trees until the evening. آنگاه هورام ملک جازر برای اعانت لاخیش آمد، و یوشع او و قومش را شکست داد، به حدی که کسی را برای او باقی نگذاشت. bible_en_fa And it came to pass at the time of the going down of the sun, that Joshua commanded, and they took them down off the trees, and cast them into the cave wherein they had been hid, and laid great stones in the cave's mouth, which remain until this very day. و یوشع با تمامی اسرائیل از لاخیش به عجلون گذشتند و به مقابلش اردو زده، با آن جنگ کردند. bible_en_fa And that day Joshua took Makkedah, and smote it with the edge of the sword, and the king thereof he utterly destroyed, them, and all the souls that were therein; he let none remain: and he did to the king of Makkedah as he did unto the king of Jericho. و در همان روز آن را گرفته، به دم شمشیر زدند و همه کسانی را که در آن بودند درآن روز هلاک کرد چنانکه به لاخیش کرده بود. bible_en_fa Then Joshua passed from Makkedah, and all Israel with him, unto Libnah, and fought against Libnah: و یوشع با تمامی اسرائیل از عجلون به حبرون برآمده، با آن جنگ کردند. bible_en_fa And the LORD delivered it also, and the king thereof, into the hand of Israel; and he smote it with the edge of the sword, and all the souls that were therein; he let none remain in it; but did unto the king thereof as he did unto the king of Jericho. و آن راگرفته، آن را با ملکش و همه شهرهایش و همه کسانی که در آن بودند به دم ششیر زدند، و موافق هر‌آنچه که به عجلون کرده بود کسی را باقی نگذاشت، بلکه آن را با همه کسانی که در آن بودند، هلاک ساخت. bible_en_fa And Joshua passed from Libnah, and all Israel with him, unto Lachish, and encamped against it, and fought against it: و یوشع با تمامی اسرائیل به دبیر برگشت وبا آن جنگ کرد. bible_en_fa And the LORD delivered Lachish into the hand of Israel, which took it on the second day, and smote it with the edge of the sword, and all the souls that were therein, according to all that he had done to Libnah. و آن را با ملکش و همه شهرهایش گرفت و ایشان را به دم شمشیر زدند، و همه کسانی را که در آن بودند، هلاک ساختند واو کسی را باقی نگذاشت و به طوری که به حبرون رفتار نموده بود به دبیر و ملکش نیز رفتار کرد، چنانکه به لبنه و ملکش نیز رفتار نموده بود. bible_en_fa Then Horam king of Gezer came up to help Lachish; and Joshua smote him and his people, until he had left him none remaining. پس یوشع تمامی آن زمین یعنی کوهستان و جنوب و هامون و وادیها و جمیع ملوک آنها رازده، کسی را باقی نگذاشت و هر ذی نفس راهلاک کرده، چنانکه یهوه، خدای اسرائیل، امرفرموده بود. bible_en_fa And from Lachish Joshua passed unto Eglon, and all Israel with him; and they encamped against it, and fought against it: و یوشع ایشان را از قادش برنیع تاغزه و تمامی زمین جوشن را تا جبعون زد. bible_en_fa And they took it on that day, and smote it with the edge of the sword, and all the souls that were therein he utterly destroyed that day, according to all that he had done to Lachish. و یوشع جمیع این ملوک و زمین ایشان را در یک وقت گرفت، زیرا که یهوه، خدای اسرائیل، برای اسرائیل جنگ می‌کرد.و یوشع با تمامی اسرائیل به اردو در جلجال مراجعت کردند. bible_en_fa And Joshua went up from Eglon, and all Israel with him, unto Hebron; and they fought against it: و یوشع با تمامی اسرائیل به اردو در جلجال مراجعت کردند. bible_en_fa And they took it, and smote it with the edge of the sword, and the king thereof, and all the cities thereof, and all the souls that were therein; he left none remaining, according to all that he had done to Eglon; but destroyed it utterly, and all the souls that were therein. و واقع شد که چون یابین ملک حاصور این را شنید، نزد یوباب ملک مادون و نزد ملک شمرون و نزد ملک اخشاف فرستاد. bible_en_fa And Joshua returned, and all Israel with him, to Debir; and fought against it: و نزدملوکی که به طرف شمال در کوهستان، و در عربه، جنوب کنروت، و در هامون و در نافوت دور، به طرف مغرب بودند. bible_en_fa And he took it, and the king thereof, and all the cities thereof; and they smote them with the edge of the sword, and utterly destroyed all the souls that were therein; he left none remaining: as he had done to Hebron, so he did to Debir, and to the king thereof; as he had done also to Libnah, and to her king. و نزد کنعانیان به طرف مشرق و مغرب و اموریان و حتیان و فرزیان ویبوسیان در کوهستان، و حویان زیر حرمون درزمین مصفه. bible_en_fa So Joshua smote all the country of the hills, and of the south, and of the vale, and of the springs, and all their kings: he left none remaining, but utterly destroyed all that breathed, as the LORD God of Israel commanded. و آنها با تمامی لشکرهای خود که قوم بسیاری بودند و عدد ایشان مثل ریگ درکناره دریا بود با اسبان و ارابه های بسیار بیرون آمدند. bible_en_fa And Joshua smote them from Kadesh-barnea even unto Gaza, and all the country of Goshen, even unto Gibeon. و تمامی این ملوک جمع شده، آمدند ونزد آبهای میروم در یک جا اردو زدند تا بااسرائیل جنگ کنند. bible_en_fa And all these kings and their land did Joshua take at one time, because the LORD God of Israel fought for Israel. و خداوند به یوشع گفت: «از ایشان مترس زیرا که فردا چنین وقتی جمیع ایشان را کشته شده، به حضور اسرائیل تسلیم خواهم کرد، واسبان ایشان را پی خواهی کرد، و ارابه های ایشان را به آتش خواهی سوزانید.» bible_en_fa And Joshua returned, and all Israel with him, unto the camp to Gilgal. پس یوشع باتمامی مردان جنگی به مقابله ایشان نزد آبهای میروم ناگهان آمده، بر ایشان حمله کردند. bible_en_fa And it came to pass, when Jabin king of Hazor had heard those things, that he sent to Jobab king of Madon, and to the king of Shimron, and to the king of Achshaph, وخداوند ایشان را به‌دست اسرائیل تسلیم نمود، که ایشان را زدند و تا صیدون بزرگ و مسرفوت مایم و تا وادی مصفه به طرف شرقی تعاقب کرده، کشتند، به حدی که کسی را از ایشان باقی نگذاشتند. bible_en_fa And to the kings that were on the north of the mountains, and of the plains south of Chinneroth, and in the valley, and in the borders of Dor on the west, و یوشع به طوری که خداوند به وی گفته بود با ایشان رفتار نموده، اسبان ایشان را پی کرد و ارابه های ایشان را به آتش سوزانید. bible_en_fa And to the Canaanite on the east and on the west, and to the Amorite, and the Hittite, and the Perizzite, and the Jebusite in the mountains, and to the Hivite under Hermon in the land of Mizpeh. و یوشع در آن وقت برگشت، و حاصور راگرفته، ملکش را با شمشیر کشت، زیرا حاصورقبل از آن سر جمیع آن ممالک بود. bible_en_fa And they went out, they and all their hosts with them, much people, even as the sand that is upon the sea shore in multitude, with horses and chariots very many. و همه کسانی را که در آن بودند به دم شمشیر کشته، ایشان را بالکل هلاک کرد، و هیچ ذی حیات باقی نماند، و حاصور را به آتش سوزانید. bible_en_fa And when all these kings were met together, they came and pitched together at the waters of Merom, to fight against Israel. و یوشع تمامی شهرهای آن ملوک و جمیع ملوک آنها راگرفت و ایشان را به دم شمشیر کشته، بالکل هلاک کرد به طوری که موسی بنده خداوند امر فرموده بود. bible_en_fa And the LORD said unto Joshua, Be not afraid because of them: for to morrow about this time will I deliver them up all slain before Israel: thou shalt hough their horses, and burn their chariots with fire. لکن همه شهرهایی که بر تلهای خوداستوار بودند اسرائیل آنها را نسوزانید، سوای حاصور که یوشع آن را فقط سوزانید. bible_en_fa So Joshua came, and all the people of war with him, against them by the waters of Merom suddenly; and they fell upon them. وبنی‌اسرائیل تمامی غنیمت آن شهرها و بهایم آنها را برای خود به غارت بردند، اما همه مردم رابه دم شمشیر کشتند، به حدی که ایشان را هلاک کرده، هیچ ذی حیات را باقی نگذاشتند. bible_en_fa And the LORD delivered them into the hand of Israel, who smote them, and chased them unto great Zidon, and unto Misrephoth-maim, and unto the valley of Mizpeh eastward; and they smote them, until they left them none remaining. چنانکه خداوند بنده خود موسی را امر فرموده بود، همچنین موسی به یوشع امر فرمود و به همین طور یوشع عمل نمود، و چیزی از جمیع احکامی که خداوند به موسی فرموده بود، باقی نگذاشت. bible_en_fa And Joshua did unto them as the LORD bade him: he houghed their horses, and burnt their chariots with fire. پس یوشع تمامی آن زمین کوهستان وتمامی جنوب و تمامی زمین جوشن و هامون وعربه و کوهستان اسرائیل و هامون آن را گرفت. bible_en_fa And Joshua at that time turned back, and took Hazor, and smote the king thereof with the sword: for Hazor beforetime was the head of all those kingdoms. از کوه حالق که به سوی سعیر بالا می‌رود تابعل جاد که در وادی لبنان زیر کوه حرمان است، و جمیع ملوک آنها را گرفته، ایشان را زد و کشت. bible_en_fa And they smote all the souls that were therein with the edge of the sword, utterly destroying them: there was not any left to breathe: and he burnt Hazor with fire. و یوشع روزهای بسیار با این ملوک جنگ کرد. bible_en_fa And all the cities of those kings, and all the kings of them, did Joshua take, and smote them with the edge of the sword, and he utterly destroyed them, as Moses the servant of the LORD commanded. و شهری نبود که با بنی‌اسرائیل صلح کرده باشد، جز حویانی که در جبعون ساکن بودند وهمه دیگران را در جنگ گرفتند. bible_en_fa But as for the cities that stood still in their strength, Israel burned none of them, save Hazor only; that did Joshua burn. زیرا از جانب خداوند بود که دل ایشان را سخت کند تا به مقابله اسرائیل درآیند و او ایشان را بالکل هلاک سازد، و بر ایشان رحمت نشود بلکه ایشان را نابود سازدچنانکه خداوند به موسی‌امر فرموده بود. bible_en_fa And all the spoil of these cities, and the cattle, the children of Israel took for a prey unto themselves; but every man they smote with the edge of the sword, until they had destroyed them, neither left they any to breathe. و در آن زمان یوشع آمده، عناقیان را ازکوهستان از جبرون و دبیر و عناب و همه کوههای یهودا و همه کوههای اسرائیل منقطع ساخت، و یوشع ایشان را با شهرهای ایشان بالکل هلاک کرد. bible_en_fa As the LORD commanded Moses his servant, so did Moses command Joshua, and so did Joshua; he left nothing undone of all that the LORD commanded Moses. کسی از عناقیان در زمین بنی‌اسرائیل باقی نماند، لیکن در غزا و جت واشدود بعضی باقی ماندند.پس یوشع تمامی زمین را برحسب آنچه خداوند به موسی گفته بود، گرفت، و یوشع آن را به بنی‌اسرائیل برحسب فرقه‌ها و اسباط ایشان به ملکیت بخشید و زمین ازجنگ آرام گرفت. bible_en_fa So Joshua took all that land, the hills, and all the south country, and all the land of Goshen, and the valley, and the plain, and the mountain of Israel, and the valley of the same; پس یوشع تمامی زمین را برحسب آنچه خداوند به موسی گفته بود، گرفت، و یوشع آن را به بنی‌اسرائیل برحسب فرقه‌ها و اسباط ایشان به ملکیت بخشید و زمین ازجنگ آرام گرفت. bible_en_fa Even from the mount Halak, that goeth up to Seir, even unto Baal-gad in the valley of Lebanon under mount Hermon: and all their kings he took, and smote them, and slew them. و اینانند ملوک آن زمین که بنی‌اسرائیل کشتند، و زمین ایشان را به آن طرف اردن به سوی مطلع آفتاب از وادی ارنون تا کوه حرمون، و تمامی عربه شرقی را متصرف شدند. bible_en_fa Joshua made war a long time with all those kings. سیهون ملک اموریان که در حشبون ساکن بود، واز عروعیر که به کناره وادی ارنون است، و ازوسط وادی و نصف جلعاد تا وادی یبوق که سرحد بنی عمون است، حکمرانی می‌کرد. bible_en_fa There was not a city that made peace with the children of Israel, save the Hivites the inhabitants of Gibeon: all other they took in battle. و ازعربه تا دریای کنروت به طرف مشرق و تا دریای عربه، یعنی بحرالملح به طرف مشرق به راه بیت یشیموت و به طرف جنوب زیر دامن فسجه. bible_en_fa For it was of the LORD to harden their hearts, that they should come against Israel in battle, that he might destroy them utterly, and that they might have no favour, but that he might destroy them, as the LORD commanded Moses. و سر حد عوج، ملک باشان، که از بقیه رفائیان بود و در عشتاروت و ادرعی سکونت داشت. bible_en_fa And at that time came Joshua, and cut off the Anakims from the mountains, from Hebron, from Debir, from Anab, and from all the mountains of Judah, and from all the mountains of Israel: Joshua destroyed them utterly with their cities. ودر کوه حرمون و سلخه و تمامی باشان تا سر حدجشوریان و معکیان و بر نصف جلعاد تا سرحدسیهون، ملک حشبون حکمرانی می‌کرد. bible_en_fa There was none of the Anakims left in the land of the children of Israel: only in Gaza, in Gath, and in Ashdod, there remained. اینهارا موسی بنده خداوند و بنی‌اسرائیل زدند، وموسی بنده خداوند آن را به روبینیان و جادیان ونصف سبط منسی به ملکیت داد. bible_en_fa So Joshua took the whole land, according to all that the LORD said unto Moses; and Joshua gave it for an inheritance unto Israel according to their divisions by their tribes. And the land rested from war. و اینانند ملوک آن زمین که یوشع وبنی‌اسرائیل ایشان را در آن طرف اردن به سمت مغرب کشت، از بعل جاد در وادی لبنان، تا کوه حالق که به سعیر بالا می‌رود، و یوشع آن را به اسباط اسرائیل برحسب فرقه های ایشان به ملکیت داد. bible_en_fa Now these are the kings of the land, which the children of Israel smote, and possessed their land on the other side Jordan toward the rising of the sun, from the river Arnon unto mount Hermon, and all the plain on the east: در کوهستان و هامون و عربه ودشتها و صحرا و در جنوب از حتیان و اموریان وکنعانیان و فرزیان و حویان و یبوسیان. bible_en_fa Sihon king of the Amorites, who dwelt in Heshbon, and ruled from Aroer, which is upon the bank of the river Arnon, and from the middle of the river, and from half Gilead, even unto the river Jabbok, which is the border of the children of Ammon; یکی ملک اریحا و یکی ملک عای که در پهلوی بیت ئیل است. bible_en_fa And from the plain to the sea of Chinneroth on the east, and unto the sea of the plain, even the salt sea on the east, the way to Beth-jeshimoth; and from the south, under Ashdoth-pisgah: و یکی ملک اورشلیم و یکی ملک حبرون. bible_en_fa And the coast of Og king of Bashan, which was of the remnant of the giants, that dwelt at Ashtaroth and at Edrei, و یکی ملک یرموت و یکی ملک لاخیش. bible_en_fa And reigned in mount Hermon, and in Salcah, and in all Bashan, unto the border of the Geshurites and the Maachathites, and half Gilead, the border of Sihon king of Heshbon. و یکی ملک عجلون و یکی ملک جازر. bible_en_fa Them did Moses the servant of the LORD and the children of Israel smite: and Moses the servant of the LORD gave it for a possession unto the Reubenites, and the Gadites, and the half tribe of Manasseh. و یکی ملک دبیر و یکی ملک جادر. bible_en_fa And these are the kings of the country which Joshua and the children of Israel smote on this side Jordan on the west, from Baal-gad in the valley of Lebanon even unto the mount Halak, that goeth up to Seir; which Joshua gave unto the tribes of Israel for a possession according to their divisions; و یکی ملک حرما و یکی ملک عراد. bible_en_fa In the mountains, and in the valleys, and in the plains, and in the springs, and in the wilderness, and in the south country; the Hittites, the Amorites, and the Canaanites, the Perizzites, the Hivites, and the Jebusites: و یکی ملک لبنه و یکی ملک عدلام. bible_en_fa The king of Jericho, one; the king of Ai, which is beside Bethel, one; و یکی ملک مقیده و یکی ملک بیت ئیل. bible_en_fa The king of Jerusalem, one; the king of Hebron, one; و یکی ملک تفوح و یکی ملک حافر. bible_en_fa The king of Jarmuth, one; the king of Lachish, one; و یکی ملک عفیق و یکی ملک لشارون. bible_en_fa The king of Eglon, one; the king of Gezer, one; و یکی ملک مادون و یکی ملک حاصور. bible_en_fa The king of Debir, one; the king of Geder, one; و یکی ملک شمرون مرون و یکی ملک اکشاف. bible_en_fa The king of Hormah, one; the king of Arad, one; و یکی ملک تعناک و یکی ملک مجدو bible_en_fa The king of Libnah, one; the king of Adullam, one; و یکی ملک قادش و یکی ملک یقنعام در کرمل. bible_en_fa The king of Makkedah, one; the king of Bethel, one; و یکی ملک دور در نافت دور و یکی ملک امتها در جلجال.پس یکی ملک ترصه وجمیع ملوک سی و یک نفر بودند. bible_en_fa The king of Tappuah, one; the king of Hepher, one; پس یکی ملک ترصه وجمیع ملوک سی و یک نفر بودند. bible_en_fa The king of Aphek, one; the king of Lasharon, one; و یوشع پیر و سالخورده شد، و خداوندبه وی گفت: «تو پیر و سالخورده شده‌ای و هنوز زمین بسیار برای تصرف باقی می‌ماند. bible_en_fa The king of Madon, one; the king of Hazor, one; و این است زمینی که باقی می‌ماند، تمامی بلوک فلسطینیان و جمیع جشوریان. bible_en_fa The king of Shimron-meron, one; the king of Achshaph, one; ازشیحور که در مقابل مصر است تا سرحد عقرون به سمت شمال که از کنعانیان شمرده می‌شود، یعنی پنج سردار فلسطینیان از غزیان و اشدودیان و اشقلونیان و جتیان و عقرونیان و عویان. bible_en_fa The king of Taanach, one; the king of Megiddo, one; و ازجنوب تمامی زمین کنعانیان و مغاره‌ای که ازصیدونیان است تا افیق و تا سرحد اموریان. bible_en_fa The king of Kedesh, one; the king of Jokneam of Carmel, one; وزمین جبلیان و تمامی لبنان به سمت مطلع آفتاب از بعل جاد که زیر کوه حرمون است تا مدخل حمات. bible_en_fa The king of Dor in the coast of Dor, one; the king of the nations of Gilgal, one; تمامی ساکنان کوهستان از لبنان تامصرفوت مایم که جمیع صیدونیان باشند، من ایشان را از پیش بنی‌اسرائیل بیرون خواهم کرد، لیکن تو آنها را به بنی‌اسرائیل به ملکیت به قرعه تقسیم نما چنانکه تو را امر فرموده‌ام. bible_en_fa The king of Tirzah, one: all the kings thirty and one. پس الان این زمین را به نه سبط و نصف سبط منسی برای ملکیت تقسیم نما.» bible_en_fa Now Joshua was old and stricken in years; and the LORD said unto him, Thou art old and stricken in years, and there remaineth yet very much land to be possessed. با او روبینیان و جادیان ملک خود را گرفتندکه موسی در آن طرف اردن به سمت مشرق به ایشان داد، چنانکه موسی بنده خداوند به ایشان بخشیده بود. bible_en_fa This is the land that yet remaineth: all the borders of the Philistines, and all Geshuri, از عروعیر که بر کناره وادی ارنون است، و شهری که در وسط وادی است، و تمامی بیابان میدبا تا دیبون. bible_en_fa From Sihor, which is before Egypt, even unto the borders of Ekron northward, which is counted to the Canaanite: five lords of the Philistines; the Gazathites, and the Ashdothites, the Eshkalonites, the Gittites, and the Ekronites; also the Avites: و جمیع شهرهای سیهون ملک اموریان که در حشبون تا سرحد بنی عمون حکمرانی می‌کرد. bible_en_fa From the south, all the land of the Canaanites, and Mearah that is beside the Sidonians, unto Aphek, to the borders of the Amorites: و جلعاد و سرحدجشوریان و معکیان و تمامی کوه حرمون وتمامی باشان تا سلخه. bible_en_fa And the land of the Giblites, and all Lebanon, toward the sunrising, from Baal-gad under mount Hermon unto the entering into Hamath. و تمامی ممالک عوج در باشان که در اشتاروت و ادرعی حکمرانی می‌کرد، و او از بقیه رفائیان بود. پس موسی ایشان را شکست داد و بیرون کرد. bible_en_fa All the inhabitants of the hill country from Lebanon unto Misrephoth-maim, and all the Sidonians, them will I drive out from before the children of Israel: only divide thou it by lot unto the Israelites for an inheritance, as I have commanded thee. اما بنی‌اسرائیل جشوریان و معکیان را بیرون نکردند، پس جشور و معکی تا امروز در میان اسرائیل ساکنند. bible_en_fa Now therefore divide this land for an inheritance unto the nine tribes, and the half tribe of Manasseh, لیکن به سبط لاوی هیچ ملکیت نداد، زیراهدایای آتشین یهوه خدای اسرائیل ملکیت وی است چنانکه به او گفته بود. bible_en_fa With whom the Reubenites and the Gadites have received their inheritance, which Moses gave them, beyond Jordan eastward, even as Moses the servant of the LORD gave them; و موسی به سبط بنی روبین برحسب قبیله های ایشان داد. bible_en_fa From Aroer, that is upon the bank of the river Arnon, and the city that is in the midst of the river, and all the plain of Medeba unto Dibon; و حدود ایشان از عروعیربود که به کنار وادی ارنون است و شهری که دروسط وادی است و تمامی بیابان که پهلوی میدبااست. bible_en_fa And all the cities of Sihon king of the Amorites, which reigned in Heshbon, unto the border of the children of Ammon; حشبون و تمامی شهرهایش که در بیابان است و دیبون و باموت بعل و بیت بعل معون. bible_en_fa And Gilead, and the border of the Geshurites and Maachathites, and all mount Hermon, and all Bashan unto Salcah; ویهصه و قدیموت و میفاعت. bible_en_fa All the kingdom of Og in Bashan, which reigned in Ashtaroth and in Edrei, who remained of the remnant of the giants: for these did Moses smite, and cast them out. و قریتایم و سبمه و سارت شحر که در کوه دره بود. bible_en_fa Nevertheless the children of Israel expelled not the Geshurites, nor the Maachathites: but the Geshurites and the Maachathites dwell among the Israelites until this day. و بیت فغورو دامن فسجه و بیت یشیموت. bible_en_fa Only unto the tribe of Levi he gave none inheritance; the sacrifices of the LORD God of Israel made by fire are their inheritance, as he said unto them. و تمامی شهرهای بیابان و تمامی ممالک سیهون، ملک اموریان، که در حشبون حکمرانی می‌کرد، وموسی او را با سرداران مدیان یعنی اوی و راقم وصور و حور و رابع، امرای سیهون، که در آن زمین ساکن بودند، شکست داد. bible_en_fa And Moses gave unto the tribe of the children of Reuben inheritance according to their families. و بلعام بن بعور فالگیر را بنی‌اسرائیل در میان کشتگان به شمشیرکشتند. bible_en_fa And their coast was from Aroer, that is on the bank of the river Arnon, and the city that is in the midst of the river, and all the plain by Medeba; و سرحد بنی روبین اردن و کناره‌اش بود. این ملکیت بنی روبین برحسب قبیله های ایشان بود یعنی شهرها و دهات آنها. bible_en_fa Heshbon, and all her cities that are in the plain; Dibon, and Bamoth-baal, and Beth-baal-meon, و موسی به سبط جاد یعنی به بنی جادبرحسب قبیله های ایشان داد. bible_en_fa And Jahazah, and Kedemoth, and Mephaath, و سرحد ایشان یعزیز بود و تمامی شهرهای جلعاد و نصف زمین بنی عمون تا عروعیر که در مقابل ربه است. bible_en_fa And Kirjathaim, and Sibmah, and Zareth-shahar in the mount of the valley, واز حشبون تا رامت مصفه و بطونیم و از محنایم تاسرحد دبیر. bible_en_fa And Beth-peor, and Ashdoth-pisgah, and Beth-jeshimoth, و در دره بیت هارام و بیت نمره وسکوت و صافون و بقیه مملکت سیهون، ملک حشبون، و اردن و کناره آن تا انتهای دریای کنرت در آن طرف اردن به سمت مشرق. bible_en_fa And all the cities of the plain, and all the kingdom of Sihon king of the Amorites, which reigned in Heshbon, whom Moses smote with the princes of Midian, Evi, and Rekem, and Zur, and Hur, and Reba, which were dukes of Sihon, dwelling in the country. این است ملکیت بنی جاد برحسب قبیله های ایشان یعنی شهرها و دهات آنها. bible_en_fa Balaam also the son of Beor, the soothsayer, did the children of Israel slay with the sword among them that were slain by them. و موسی به نصف سبط منسی داد و برای نصف سبط بنی منسی برحسب قبیله های ایشان برقرار شد. bible_en_fa And the border of the children of Reuben was Jordan, and the border thereof. This was the inheritance of the children of Reuben after their families, the cities and the villages thereof. و حدود ایشان از محنایم تمامی باشان یعنی تمامی ممالک عوج، ملک باشان وتمامی قریه های یائیر که در باشان است، شصت شهر بود. bible_en_fa And Moses gave inheritance unto the tribe of Gad, even unto the children of Gad according to their families. و نصف جلعاد و عشتاروت و ادرعی شهرهای مملکت عوج در باشان برای پسران ماکیر بن منسی یعنی برای نصف پسران ماکیربرحسب قبیله های ایشان بود. bible_en_fa And their coast was Jazer, and all the cities of Gilead, and half the land of the children of Ammon, unto Aroer that is before Rabbah; اینهاست آنچه موسی در عربات موآب درآن طرف اردن در مقابل اریحا به سمت مشرق برای ملکیت تقسیم کرد.لیکن به سبط لاوی، موسی هیچ نصیب نداد زیرا که یهوه، خدای اسرائیل، نصیب ایشان است چنانکه به ایشان گفته بود. bible_en_fa And from Heshbon unto Ramath-mizpeh, and Betonim; and from Mahanaim unto the border of Debir; لیکن به سبط لاوی، موسی هیچ نصیب نداد زیرا که یهوه، خدای اسرائیل، نصیب ایشان است چنانکه به ایشان گفته بود. bible_en_fa And in the valley, Beth-aram, and Beth-nimrah, and Succoth, and Zaphon, the rest of the kingdom of Sihon king of Heshbon, Jordan and his border, even unto the edge of the sea of Chinnereth on the other side Jordan eastward. و اینهاست ملکهایی که بنی‌اسرائیل درزمین کنعان گرفتند، که العازار کاهن ویوشع بن نون و روسای آبای اسباط بنی‌اسرائیل برای ایشان تقسیم کردند. bible_en_fa This is the inheritance of the children of Gad after their families, the cities, and their villages. برحسب قرعه، ملکیت ایشان شد، برای نه سبط و نصف سبط، چنانکه خداوند به‌دست موسی‌امر فرموده بود. bible_en_fa And Moses gave inheritance unto the half tribe of Manasseh: and this was the possession of the half tribe of the children of Manasseh by their families. زیرا که موسی ملکیت دو سبط و نصف سبط رابه آن طرف اردن داده بود، امابه لاویان هیچ ملکیت در میان ایشان نداد. bible_en_fa And their coast was from Mahanaim, all Bashan, all the kingdom of Og king of Bashan, and all the towns of Jair, which are in Bashan, threescore cities: زیرا پسران یوسف دو سبط بودند، یعنی منسی و افرایم، و به لاویان هیچ قسمت در زمین ندادند، غیر از شهرها به جهت سکونت و اطراف آنها به جهت مواشی واموال ایشان. bible_en_fa And half Gilead, and Ashtaroth, and Edrei, cities of the kingdom of Og in Bashan, were pertaining unto the children of Machir the son of Manasseh, even to the one half of the children of Machir by their families. چنانکه خداوند موسی را امرفرموده بود، همچنان بنی‌اسرائیل عمل نموده، زمین را تسلیم کردند. bible_en_fa These are the countries which Moses did distribute for inheritance in the plains of Moab, on the other side Jordan, by Jericho, eastward. آنگاه بنی یهودا در جلجال نزد یوشع آمدند، و کالیب بن یفنه قنزی وی را گفت: «سخنی را که خداوند به موسی، مرد خدا، درباره من و تو وقادش برنیع گفت می‌دانی. bible_en_fa But unto the tribe of Levi Moses gave not any inheritance: the LORD God of Israel was their inheritance, as he said unto them. من چهل ساله بودم وقتی که موسی، بنده خداوند، مرا از قادش برنیع برای جاسوسی زمین فرستاد، و برای او خبر بازآوردم چنانکه در دل من بود. bible_en_fa And these are the countries which the children of Israel inherited in the land of Canaan, which Eleazar the priest, and Joshua the son of Nun, and the heads of the fathers of the tribes of the children of Israel, distributed for inheritance to them. لیکن برادرانم که همراه من رفته بودند دل قوم را گداختند، و اما من یهوه خدای خود را به تمامی دل پیروی کردم. bible_en_fa By lot was their inheritance, as the LORD commanded by the hand of Moses, for the nine tribes, and for the half tribe. ودر آن روز موسی قسم خورد و گفت: البته زمینی که پای تو بر آن گذارده شد برای تو و اولادت ملکیت ابدی خواهد بود، زیرا که یهوه خدای مرابه تمامی دل پیروی نمودی. bible_en_fa For Moses had given the inheritance of two tribes and an half tribe on the other side Jordan: but unto the Levites he gave none inheritance among them. و الان اینک خداوند چنانکه گفته بود این چهل و پنج سال مرازنده نگاه داشته است، از وقتی که خداوند این سخن را به موسی گفت هنگامی که اسرائیل دربیابان راه می‌رفتند، و الان، اینک من امروز هشتادو پنج ساله هستم. bible_en_fa For the children of Joseph were two tribes, Manasseh and Ephraim: therefore they gave no part unto the Levites in the land, save cities to dwell in, with their suburbs for their cattle and for their substance. و حال امروز قوت من باقی است مثل روزی که موسی مرا فرستاد، چنانکه قوت من در آن وقت بود، همچنان قوت من الان است، خواه برای جنگ کردن و خواه برای رفتن وآمدن. bible_en_fa As the LORD commanded Moses, so the children of Israel did, and they divided the land. پس الان این کوه را به من بده که در آن روز خداوند درباره‌اش گفت، زیرا تو در آن روزشنیدی که عناقیان در آنجا بودند، و شهرهایش بزرگ و حصاردار است، شاید خداوند با من خواهد بود تا ایشان را بیرون کنم، چنانکه خداوند گفته است.» bible_en_fa Then the children of Judah came unto Joshua in Gilgal: and Caleb the son of Jephunneh the Kenezite said unto him, Thou knowest the thing that the LORD said unto Moses the man of God concerning me and thee in Kadesh-barnea. پس یوشع او را برکت داد و حبرون را به کالیب بن یفنه به ملکیت بخشید. bible_en_fa Forty years old was I when Moses the servant of the LORD sent me from Kadesh-barnea to espy out the land; and I brought him word again as it was in mine heart. بنابراین حبرون تا امروز ملکیت کالیب بن یفنه قنزی شد، زیرا که یهوه خدای اسرائیل را به تمامی دل پیروی نموده بود.و قبل از آن نام حبرون، قریه اربع بود که او در میان عناقیان مرد بزرگ ترین بود. پس زمین از جنگ آرام گرفت. bible_en_fa Nevertheless my brethren that went up with me made the heart of the people melt: but I wholly followed the LORD my God. و قبل از آن نام حبرون، قریه اربع بود که او در میان عناقیان مرد بزرگ ترین بود. پس زمین از جنگ آرام گرفت. bible_en_fa And Moses sware on that day, saying, Surely the land whereon thy feet have trodden shall be thine inheritance, and thy children's for ever, because thou hast wholly followed the LORD my God. و قرعه به جهت سبط بنی یهودا، به حسب قبایل ایشان، به طرف جنوب به‌سر حد ادوم، یعنی صحرای صین به اقصای تیمان رسید. bible_en_fa And now, behold, the LORD hath kept me alive, as he said, these forty and five years, even since the LORD spake this word unto Moses, while the children of Israel wandered in the wilderness: and now, lo, I am this day fourscore and five years old. و حد جنوبی ایشان از آخر بحرالملح، از خلیجی که متوجه به سمت جنوب است، بود. bible_en_fa As yet I am as strong this day as I was in the day that Moses sent me: as my strength was then, even so is my strength now, for war, both to go out, and to come in. و به طرف جنوب، فراز عکربیم بیرون آمده، به صین گذشت، و به جنوب قادش برنیع برآمده، به حصرون گذشت، و به اداربرآمده، به سوی قرقع برگشت. bible_en_fa Now therefore give me this mountain, whereof the LORD spake in that day; for thou heardest in that day how the Anakims were there, and that the cities were great and fenced: if so be the LORD will be with me, then I shall be able to drive them out, as the LORD said. و از عصمون گذشته، به وادی مصر بیرون آمد، و انتهای این حدتا به دریا بود. این حد جنوبی شما خواهد بود. bible_en_fa And Joshua blessed him, and gave unto Caleb the son of Jephunneh Hebron for an inheritance. وحد شرقی، بحرالملح تا آخر اردن بود، و حدطرف شمال، از خلیج دریا تا آخر اردن بود. bible_en_fa Hebron therefore became the inheritance of Caleb the son of Jephunneh the Kenezite unto this day, because that he wholly followed the LORD God of Israel. واین حد تا بیت حجله برآمده، به طرف شمالی بیت عربه گذشت، و این حد نزد سنگ بهن پسر روبین برآمد. bible_en_fa And the name of Hebron before was Kirjath-arba; which Arba was a great man among the Anakims. And the land had rest from war. و این حد از وادی عخور نزد دبیر برآمد، و به طرف شمال به سوی جلجال که مقابل فرازادمیم است، که در جنوب وادی است، متوجه می‌شود، و این حد نزد آبهای عین شمس گذشت، و انتهایش نزد عین روجل بود. bible_en_fa This then was the lot of the tribe of the children of Judah by their families; even to the border of Edom the wilderness of Zin southward was the uttermost part of the south coast. و این حد ازوادی پسر هنوم به‌جانب یبوسی، به طرف جنوب که همان اورشلیم باشد، برآمد. پس این حد به سوی قله کوهی که به طرف مغرب مقابل وادی هنوم، و به طرف شمال به آخر وادی رفائیم است، گذشت. bible_en_fa And their south border was from the shore of the salt sea, from the bay that looketh southward: و این حد از قله کوه به چشمه آبهای نفتوح کشیده شد، و نزد شهرهای کوه عفرون بیرون آمد، و تا بعله که قریه یعاریم باشد، کشیده شد. bible_en_fa And it went out to the south side to Maaleh-acrabbim, and passed along to Zin, and ascended up on the south side unto Kadesh-barnea, and passed along to Hezron, and went up to Adar, and fetched a compass to Karkaa: و این حد از بعله به طرف مغرب به کوه سعیر برگشت، و به طرف شمال از جانب کوه یعاریم که کسالون باشد گذشت، و نزد بیت شمس بزیر آمده، از تمنه گذشت. bible_en_fa From thence it passed toward Azmon, and went out unto the river of Egypt; and the goings out of that coast were at the sea: this shall be your south coast. و این حد به سوی شمال از جانب عقرون بیرون آمد، و تا شکرون کشیده شد، و از کوه بعله گذشته، نزد یبنئیل بیرون آمد، و انتهای این حد دریا بود. bible_en_fa And the east border was the salt sea, even unto the end of Jordan. And their border in the north quarter was from the bay of the sea at the uttermost part of Jordan: و حد غربی دریای بزرگ و کناره آن بود، این است حدودبنی یهودا از هر طرف به حسب قبایل ایشان. bible_en_fa And the border went up to Beth-hogla, and passed along by the north of Beth-arabah; and the border went up to the stone of Bohan the son of Reuben: و به کالیب بن یفنه به حسب آنچه خداوند به یوشع فرموده بود، در میان بنی یهودا قسمتی داد، یعنی قریه اربع پدر عناق که حبرون باشد. bible_en_fa And the border went up toward Debir from the valley of Achor, and so northward, looking toward Gilgal, that is before the going up to Adummim, which is on the south side of the river: and the border passed toward the waters of En-shemesh, and the goings out thereof were at En-rogel: وکالیب سه پسر عناق یعنی شیشی و اخیمان وتلمی اولاد عناق را از آنجا بیرون کرد. bible_en_fa And the border went up by the valley of the son of Hinnom unto the south side of the Jebusite; the same is Jerusalem: and the border went up to the top of the mountain that lieth before the valley of Hinnom westward, which is at the end of the valley of the giants northward: و ازآنجا به ساکنان دبیر برآمد و اسم دبیر قبل از آن قریه سفر بود. bible_en_fa And the border was drawn from the top of the hill unto the fountain of the water of Nephtoah, and went out to the cities of mount Ephron; and the border was drawn to Baalah, which is Kirjath-jearim: و کالیب گفت: «هر‌که قریه سفررا بزند و آن را بگیرد، دختر خود عکسه را به زنی به او خواهم داد. bible_en_fa And the border compassed from Baalah westward unto mount Seir, and passed along unto the side of mount Jearim, which is Chesalon, on the north side, and went down to Beth-shemesh, and passed on to Timnah: و عتنئیل پسر قناز برادرکالیب آن را گرفت، و دختر خود عکسه را به او به زنی داد. bible_en_fa And the border went out unto the side of Ekron northward: and the border was drawn to Shicron, and passed along to mount Baalah, and went out unto Jabneel; and the goings out of the border were at the sea. و چون او نزد وی آمد او را ترغیب کرد که از پدر خود زمینی طلب نماید، و دختر ازالاغ خود پایین آمد، و کالیب وی را گفت: «چه می‌خواهی؟» bible_en_fa And the west border was to the great sea, and the coast thereof. This is the coast of the children of Judah round about according to their families. گفت: «مرا برکت ده. چونکه زمین جنوبی را به من داده‌ای، چشمه های آب نیزبه من بده. پس چشمه های بالا و چشمه های پایین را به او بخشید. bible_en_fa And unto Caleb the son of Jephunneh he gave a part among the children of Judah, according to the commandment of the LORD to Joshua, even the city of Arba the father of Anak, which city is Hebron. این است ملک سبط بنی یهودا به حسب قبایل ایشان. bible_en_fa And Caleb drove thence the three sons of Anak, Sheshai, and Ahiman, and Talmai, the children of Anak. و شهرهای انتهایی سبطبنی یهودا به سمت جنوب بر سرحد ادوم قبصئیل و عیدر و یاجور بود، bible_en_fa And he went up thence to the inhabitants of Debir: and the name of Debir before was Kirjath-sepher. و قینه و دیمونه وعدعده، bible_en_fa And Caleb said, He that smiteth Kirjath-sepher, and taketh it, to him will I give Achsah my daughter to wife. و قادش و حاصور و یتنان، bible_en_fa And Othniel the son of Kenaz, the brother of Caleb, took it: and he gave him Achsah his daughter to wife. و زیف و طالم و بعلوت، bible_en_fa And it came to pass, as she came unto him, that she moved him to ask of her father a field: and she lighted off her ass; and Caleb said unto her, What wouldest thou? و حاصور حدته و قریوت حصرون که حاصور باشد. bible_en_fa Who answered, Give me a blessing; for thou hast given me a south land; give me also springs of water. And he gave her the upper springs, and the nether springs. امام و شماع ومولاده، bible_en_fa This is the inheritance of the tribe of the children of Judah according to their families. و حصرجده و حشمون و بیت فالط، bible_en_fa And the uttermost cities of the tribe of the children of Judah toward the coast of Edom southward were Kabzeel, and Eder, and Jagur, و حصر شوعال و بیرشبع و بزیوتیه، bible_en_fa And Kinah, and Dimonah, and Adadah, و بعاله و عییم و عاصم، bible_en_fa And Kedesh, and Hazor, and Ithnan, و التولد و کسیل و حرمه، bible_en_fa Ziph, and Telem, and Bealoth, وصقلج و مدمنه و سنسنه، bible_en_fa And Hazor, Hadattah, and Kerioth, and Hezron, which is Hazor, و لباوت و سلخیم و عین و رمون، جمیع این شهرها با دهات آنهابیست و نه می‌باشد. bible_en_fa Amam, and Shema, and Moladah, و در هامون اشتاول وصرعه و اشنه، bible_en_fa And Hazar-gaddah, and Heshmon, and Beth-palet, و زانوح و عین جنیم و تفوح وعینام، bible_en_fa And Hazar-shual, and Beer-sheba, and Bizjothjah, و یرموت و عدلام و سوکوه و عزیقه، bible_en_fa Baalah, and Iim, and Azem, و شعرایم و عدیتایم و الجدیره و جدیرتایم، چهارده شهر با دهات آنها. bible_en_fa And Eltolad, and Chesil, and Hormah, صنان و حداشاه و مجدل جاد. bible_en_fa And Ziklag, and Madmannah, and Sansannah, و دلعان و المصفه و یقتئیل. bible_en_fa And Lebaoth, and Shilhim, and Ain, and Rimmon: all the cities are twenty and nine, with their villages: و لاخیش و بصقه وعجلون. bible_en_fa And in the valley, Eshtaol, and Zoreah, and Ashnah, و کبون و لحمان و کتلیش. bible_en_fa And Zanoah, and En-gannim, Tappuah, and Enam, وجدیروت و بیت داجون و نعمه و مقیده. شانزده شهر با دهات آنها. bible_en_fa Jarmuth, and Adullam, Socoh, and Azekah, و لبنه و عاتر و عاشان. bible_en_fa And Sharaim, and Adithaim, and Gederah, and Gederothaim; fourteen cities with their villages: و یفتاح و اشنه و نصیب. bible_en_fa Zenan, and Hadashah, and Migdal-gad, و قعیله واکزیب و مریشه. نه شهر با دهات آنها. bible_en_fa And Dilean, and Mizpeh, and Joktheel, وعقرون و قصبه‌ها و دهات آن. bible_en_fa Lachish, and Bozkath, and Eglon, از عقرون تادریا، همه که به اطراف اشدود بود با دهات آنها. bible_en_fa And Cabbon, and Lahmam, and Kithlish, و اشدود و قصبه‌ها و دهات آن. و غزا وقصبه‌ها و دهات آن تا وادی مصر، و تا دریای بزرگ و کنار آن. bible_en_fa And Gederoth, Beth-dagon, and Naamah, and Makkedah; sixteen cities with their villages: و در کوهستان شامیر و یتیر و سوکوه. bible_en_fa Libnah, and Ether, and Ashan, ودنه و قریه سنه که دبیر باشد. bible_en_fa And Jiphtah, and Ashnah, and Nezib, و عناب و اشتموه و عانیم. bible_en_fa And Keilah, and Achzib, and Mareshah; nine cities with their villages: و جوشن و حولون و جیلوه، یازده شهر با دهات آنها. bible_en_fa Ekron, with her towns and her villages: و اراب و دومه و اشعان. bible_en_fa From Ekron even unto the sea, all that lay near Ashdod, with their villages: و یانوم و بیت تفوح و افیقه. bible_en_fa Ashdod with her towns and her villages, Gaza with her towns and her villages, unto the river of Egypt, and the great sea, and the border thereof: و حمطه و قریه اربع که حبرون باشد، و صیعور، نه شهر با دهات آنها. bible_en_fa And in the mountains, Shamir, and Jattir, and Socoh, و معون و کرمل و زیف و یوطه. bible_en_fa And Dannah, and Kirjath-sannah, which is Debir, ویزرعیل و یقدعام و زانوح. bible_en_fa And Anab, and Eshtemoh, and Anim, و القاین و جبعه وتمنه، ده شهر با دهات آنها. bible_en_fa And Goshen, and Holon, and Giloh; eleven cities with their villages: و حلحول و بیت صور و جدور. bible_en_fa Arab, and Dumah, and Eshean, ومعارات و بیت عنوت و التقون، شش شهر با دهات آنها. bible_en_fa And Janum, and Beth-tappuah, and Aphekah, و قریه بعل که قریه یعاریم باشد و الربه، دوشهر با دهات آنها. bible_en_fa And Humtah, and Kirjath-arba, which is Hebron, and Zior; nine cities with their villages: و در بیابان بیت عربه و مدین و سکاکه. bible_en_fa Maon, Carmel, and Ziph, and Juttah, والنبشان و مدینه الملح و عین جدی، شش شهر بادهات آنها.و اما یبوسیان که ساکن اورشلیم بودند، بنی یهودا نتوانستند ایشان را بیرون کنند. پس یبوسیان با بنی یهودا تا امروز در اورشلیم ساکنند. bible_en_fa And Jezreel, and Jokdeam, and Zanoah, و اما یبوسیان که ساکن اورشلیم بودند، بنی یهودا نتوانستند ایشان را بیرون کنند. پس یبوسیان با بنی یهودا تا امروز در اورشلیم ساکنند. bible_en_fa Cain, Gibeah, and Timnah; ten cities with their villages: و قرعه برای بنی یوسف به سمت مشرق، از اردن اریحا به طرف آبهای اریحا تا صحرایی که از اریحا به سوی کوه بیت ئیل بر می‌آید، بیرون آمد. bible_en_fa Halhul, Beth-zur, and Gedor, و از بیت ئیل تالوز برآمده، به‌سرحد ارکیان تا عطاروت گذشت. bible_en_fa And Maarath, and Beth-anoth, and Eltekon; six cities with their villages: و به سمت مغرب به‌سرحد یفلیطیان تا کناربیت حورون پایین و تا جازر پایین آمد، و انتهایش تا دریا بود. bible_en_fa Kirjath-baal, which is Kirjath-jearim, and Rabbah; two cities with their villages: پس پسران یوسف، منسی و افرایم، ملک خود را گرفتند. bible_en_fa In the wilderness, Beth-arabah, Middin, and Secacah, و حدود بنی افرایم به حسب قبایل ایشان چنین بود که حد شرقی ملک ایشان عطاروت ادارتا بیت حورون بالا بود. bible_en_fa And Nibshan, and the city of Salt, and En-gedi; six cities with their villages. و حد غربی ایشان به طرف شمال نزد مکمیت برآمد و حد ایشان به سمت مشرق به تانه شیلوه برگشته، به طرف مشرق یانوحه از آن گذشت. bible_en_fa As for the Jebusites the inhabitants of Jerusalem, the children of Judah could not drive them out: but the Jebusites dwell with the children of Judah at Jerusalem unto this day. و از یانوحه به عطاروت و نعره پایین آمده، به اریحا رسید و به اردن منتهی شد. bible_en_fa And the lot of the children of Joseph fell from Jordan by Jericho, unto the water of Jericho on the east, to the wilderness that goeth up from Jericho throughout mount Bethel, و سرحد غربی آن از تفوح تاوادی قانه رفت و آخر آن به دریا بود، این است ملک سبط بنی افرایم به حسب قبایل ایشان. bible_en_fa And goeth out from Bethel to Luz, and passeth along unto the borders of Archi to Ataroth, علاوه بر شهرهایی که از میان ملک بن منسی برای بنی افرایم جدا شده بود، جمیع شهرها بادهات آنها بود.و کنعانیان را که در جازر ساکن بودند، بیرون نکردند. پس کنعانیان تا امروز درمیان افرایم ساکنند، و برای جزیه، بندگان شدند. bible_en_fa And goeth down westward to the coast of Japhleti, unto the coast of Beth-horon the nether, and to Gezer: and the goings out thereof are at the sea. و کنعانیان را که در جازر ساکن بودند، بیرون نکردند. پس کنعانیان تا امروز درمیان افرایم ساکنند، و برای جزیه، بندگان شدند. bible_en_fa So the children of Joseph, Manasseh and Ephraim, took their inheritance. و قسمت سبط منسی این شد، زیرا که او نخست زاده یوسف بود، و اما ماکیرنخست زاده منسی که پدر جلعاد باشد، چونکه مرد جنگی بود جلعاد و باشان به او رسید. bible_en_fa And the border of the children of Ephraim according to their families was thus: even the border of their inheritance on the east side was Ataroth-addar, unto Beth-horon the upper; وبرای پسران دیگر منسی به حسب قبایل ایشان قسمتی شد، یعنی برای پسران ابیعزر، و برای پسران هالک، و برای پسران اسرئیل، و برای پسران شکیم، و برای پسران حافر، و برای پسران شمیداع. اینان اولاد ذکور منسی بن یوسف برحسب قبایل ایشان می‌باشند. bible_en_fa And the border went out toward the sea to Michmethah on the north side; and the border went about eastward unto Taanath-shiloh, and passed by it on the east to Janohah; و اما صلفحاد بن حافر بن جلعاد بن ماکیربن منسی را پسران نبود، بلکه دختران، و اینهاست نامهای دخترانش: محله و نوعه و حجله و ملکه وترصه. bible_en_fa And it went down from Janohah to Ataroth, and to Naarath, and came to Jericho, and went out at Jordan. پس ایشان نزد العازار کاهن و نزد یوشع بن نون و نزد روسا آمده، گفتند که «خداوند موسی را امر فرمود که ملکی در میان برادران ما به مابدهد.» پس برحسب فرمان خداوند، ملکی درمیان برادران پدرشان به ایشان داد. bible_en_fa The border went out from Tappuah westward unto the river Kanah; and the goings out thereof were at the sea. This is the inheritance of the tribe of the children of Ephraim by their families. و به منسی سوای زمین جلعاد و باشان که به آن طرف اردن واقع است، ده حصه رسید. bible_en_fa And the separate cities for the children of Ephraim were among the inheritance of the children of Manasseh, all the cities with their villages. زیرا که دختران منسی، ملکی در میان پسرانش یافتند، و پسران دیگر منسی، جلعاد را یافتند. bible_en_fa And they drave not out the Canaanites that dwelt in Gezer: but the Canaanites dwell among the Ephraimites unto this day, and serve under tribute. و حد منسی از اشیر تا مکمته که مقابل شکیم است، بود، و حدش به طرف راست تا ساکنان عین تفوح رسید. bible_en_fa There was also a lot for the tribe of Manasseh; for he was the firstborn of Joseph; to wit, for Machir the firstborn of Manasseh, the father of Gilead: because he was a man of war, therefore he had Gilead and Bashan. و زمین تفوح از آن منسی بود، اماتفوح که به‌سرحد منسی واقع است از آن بنی افرایم بود. bible_en_fa There was also a lot for the rest of the children of Manasseh by their families; for the children of Abiezer, and for the children of Helek, and for the children of Asriel, and for the children of Shechem, and for the children of Hepher, and for the children of Shemida: these were the male children of Manasseh the son of Joseph by their families. و حدش به وادی قانه یعنی به طرف جنوب وادی برآمد، و این شهرها از میان شهرهای منسی، ملک افرایم بود، و حد منسی به طرف شمال وادی و انتهایش به دریا بود. bible_en_fa But Zelophehad, the son of Hepher, the son of Gilead, the son of Machir, the son of Manasseh, had no sons, but daughters: and these are the names of his daughters, Mahlah, and Noah, Hoglah, Milcah, and Tirzah. جنوب آن از آن افرایم، و شمال آن از آن منسی و دریا حد او بود، و ایشان به سوی شمال تااشیر و به سوی مشرق تا یساکار رسیدند. bible_en_fa And they came near before Eleazar the priest, and before Joshua the son of Nun, and before the princes, saying, The LORD commanded Moses to give us an inheritance among our brethren. Therefore according to the commandment of the LORD he gave them an inheritance among the brethren of their father. ومنسی در یساکار و در اشیر بیت‌شان وقصبه هایش، و یبلعام و قصبه هایش، و ساکنان دور و قصبه هایش، و ساکنان عین دور وقصبه هایش، و ساکنان تعناک و قصبه هایش، وساکنان مجدو و قصبه هایش، یعنی سه محال کوهستانی داشت. bible_en_fa And there fell ten portions to Manasseh, beside the land of Gilead and Bashan, which were on the other side Jordan; لیکن بنی منسی ساکنان آن شهرها را نتوانستند بیرون کنند، و کنعانیان جازم بودند که در آن زمین ساکن باشند. bible_en_fa Because the daughters of Manasseh had an inheritance among his sons: and the rest of Manasseh's sons had the land of Gilead. و واقع شدکه چون بنی‌اسرائیل قوت یافتند، از کنعانیان جزیه گرفتند، لیکن ایشان را بالکل بیرون نکردند. bible_en_fa And the coast of Manasseh was from Asher to Michmethah, that lieth before Shechem; and the border went along on the right hand unto the inhabitants of En-tappuah. و بنی یوسف یوشع را خطاب کرده، گفتند: «چرا یک قرعه و یک حصه فقط به من برای ملکیت دادی؟ و حال آنکه من قوم بزرگ هستم، چونکه خداوند تا الان مرا برکت داده است.» bible_en_fa Now Manasseh had the land of Tappuah: but Tappuah on the border of Manasseh belonged to the children of Ephraim; یوشع به ایشان گفت: «اگر تو قوم بزرگ هستی به جنگل برآی و در آنجا در زمین فرزیان ورفائیان برای خود مکانی صاف کن، چونکه کوهستان افرایم برای تو تنگ است.» bible_en_fa And the coast descended unto the river Kanah, southward of the river: these cities of Ephraim are among the cities of Manasseh: the coast of Manasseh also was on the north side of the river, and the outgoings of it were at the sea: بنی یوسف گفتند: «کوهستان برای ما کفایت نمی کند، و جمیع کنعانیان که در زمین وادی ساکنند، ارابه های آهنین دارند، چه آنانی که دربیت‌شان و قصبه هایش، و چه آنانی که در وادی یزرعیل هستند.» bible_en_fa Southward it was Ephraim's, and northward it was Manasseh's, and the sea is his border; and they met together in Asher on the north, and in Issachar on the east. پس یوشع به خاندان یوسف یعنی به افرایم و منسی خطاب کرده، گفت: «توقوم بزرگ هستی و قوت بسیار داری، برای تو یک قرعه نخواهد بود.بلکه کوهستان نیز از آن توخواهد بود، و اگر‌چه آن جنگل است آن راخواهی برید، و تمامی حدودش مال تو خواهدبود زیرا که کنعانیان را بیرون خواهی کرد، اگر‌چه ارابه های آهنین داشته، و زورآور باشند.» bible_en_fa And Manasseh had in Issachar and in Asher Beth-shean and her towns, and Ibleam and her towns, and the inhabitants of Dor and her towns, and the inhabitants of Endor and her towns, and the inhabitants of Taanach and her towns, and the inhabitants of Megiddo and her towns, even three countries. بلکه کوهستان نیز از آن توخواهد بود، و اگر‌چه آن جنگل است آن راخواهی برید، و تمامی حدودش مال تو خواهدبود زیرا که کنعانیان را بیرون خواهی کرد، اگر‌چه ارابه های آهنین داشته، و زورآور باشند.» bible_en_fa Yet the children of Manasseh could not drive out the inhabitants of those cities; but the Canaanites would dwell in that land. و تمامی جماعت بنی‌اسرائیل درشیلوه جمع شده، خیمه اجتماع را درآنجا برپا داشتند، و زمین پیش روی ایشان مغلوب بود. bible_en_fa Yet it came to pass, when the children of Israel were waxen strong, that they put the Canaanites to tribute; but did not utterly drive them out. و از بنی‌اسرائیل هفت سبط باقی ماندند، که هنوز ملک خود را تقسیم نکرده بودند. bible_en_fa And the children of Joseph spake unto Joshua, saying, Why hast thou given me but one lot and one portion to inherit, seeing I am a great people, forasmuch as the LORD hath blessed me hitherto? و یوشع به بنی‌اسرائیل گفت: «شما تا به کی کاهلی می‌ورزید و داخل نمی شوید تا در آن زمینی که یهوه خدای پدران شما، به شما داده است، تصرف نمایید؟ bible_en_fa And Joshua answered them, If thou be a great people, then get thee up to the wood country, and cut down for thyself there in the land of the Perizzites and of the giants, if mount Ephraim be too narrow for thee. سه نفر برای خود از هر سبطانتخاب کنید، تا ایشان را روانه نمایم، و برخاسته، از میان زمین گردش کرده، آن را برحسب ملکهای خود ثبت کنند، و نزد من خواهند برگشت. bible_en_fa And the children of Joseph said, The hill is not enough for us: and all the Canaanites that dwell in the land of the valley have chariots of iron, both they who are of Beth-shean and her towns, and they who are of the valley of Jezreel. و آن را به هفت حصه تقسیم کنند، و یهودا به سمت جنوب به حدود خود خواهد ماند، و خاندان یوسف به سمت شمال به حدود خود خواهدماند. bible_en_fa And Joshua spake unto the house of Joseph, even to Ephraim and to Manasseh, saying, Thou art a great people, and hast great power: thou shalt not have one lot only: و شما زمین را به هفت حصه ثبت کرده، آن را نزد من اینجا بیاورید، و من برای شما در اینجادر حضور یهوه، خدای ما، قرعه خواهم‌انداخت. bible_en_fa But the mountain shall be thine; for it is a wood, and thou shalt cut it down: and the outgoings of it shall be thine: for thou shalt drive out the Canaanites, though they have iron chariots, and though they be strong. زیرا که لاویان در میان شما هیچ نصیب ندارند، چونکه کهانت خداوند نصیب ایشان است، و جادو روبین و نصف سبط منسی ملک خود را که موسی، بنده خداوند، به ایشان داده بود در آن طرف اردن به سمت شرقی گرفته‌اند.» bible_en_fa And the whole congregation of the children of Israel assembled together at Shiloh, and set up the tabernacle of the congregation there. And the land was subdued before them. پس آن مردان برخاسته، رفتند و یوشع آنانی را که برای ثبت کردن زمین می‌رفتند امر فرموده، گفت: «بروید و در زمین گردش کرده، آن را ثبت نمایید و نزد من برگردید، تا در اینجا در حضورخداوند در شیلوه برای شما قرعه اندازم.» bible_en_fa And there remained among the children of Israel seven tribes, which had not yet received their inheritance. پس آن مردان رفته، از میان زمین گذشتند و آن را به هفت حصه به حسب شهرهایش در طوماری ثبت نموده، نزد یوشع به اردو در شیلوه برگشتند. bible_en_fa And Joshua said unto the children of Israel, How long are ye slack to go to possess the land, which the LORD God of your fathers hath given you? ویوشع به حضور خداوند در شیلوه برای ایشان قرعه انداخت، و در آنجا یوشع زمین را برای بنی‌اسرائیل برحسب فرقه های ایشان تقسیم نمود. bible_en_fa Give out from among you three men for each tribe: and I will send them, and they shall rise, and go through the land, and describe it according to the inheritance of them; and they shall come again to me. و قرعه سبط بنی بنیامین برحسب قبایل ایشان برآمد، و حدود حصه ایشان در میان بنی یهودا و بنی یوسف افتاد. bible_en_fa And they shall divide it into seven parts: Judah shall abide in their coast on the south, and the house of Joseph shall abide in their coasts on the north. و حد ایشان به سمت شمال از اردن بود، و حد ایشان به طرف اریحا به سوی شمال برآمد، و از میان کوهستان به سوی مغرب بالا رفت، و انتهایش به صحرای بیت آون بود. bible_en_fa Ye shall therefore describe the land into seven parts, and bring the description hither to me, that I may cast lots for you here before the LORD our God. و حد ایشان از آنجا تا لوزگذشت، یعنی به‌جانب لوز جنوبی که بیت ئیل باشد، و حد ایشان به سوی عطاروت ادار برجانب کوهی که به جنوب بیت حورون پایین است، رفت. bible_en_fa But the Levites have no part among you; for the priesthood of the LORD is their inheritance: and Gad, and Reuben, and half the tribe of Manasseh, have received their inheritance beyond Jordan on the east, which Moses the servant of the LORD gave them. و حدش کشیده شد و به‌جانب مغرب به سوی جنوب از کوهی که در مقابل بیت حورون جنوبی است گذشت، و انتهایش نزد قریه بعل بود که آن را قریت یعاریم می‌گویند و یکی ازشهرهای بنی یهوداست. این‌جانب غربی است. bible_en_fa And the men arose, and went away: and Joshua charged them that went to describe the land, saying, Go and walk through the land, and describe it, and come again to me, that I may here cast lots for you before the LORD in Shiloh. و جانب جنوبی از انتهای قریت یعاریم بود، واین حد به طرف مغرب می‌رفت و به سوی چشمه آبهای نفتوح برآمد. bible_en_fa And the men went and passed through the land, and described it by cities into seven parts in a book, and came again to Joshua to the host at Shiloh. و این حد به انتهای کوهی که در مقابل دره ابن هنوم است که در جنوب وادی رفائیم باشد، برآمد، و به سوی دره هنوم به‌جانب جنوبی یبوسیان رفته، تا عین روجل رسید. bible_en_fa And Joshua cast lots for them in Shiloh before the LORD: and there Joshua divided the land unto the children of Israel according to their divisions. و ازطرف شمال کشیده شده، به سوی عین شمس رفت، و به جلیلوت که در مقابل سر بالای ادمیم است برآمد، و به سنگ بوهن بن روبین به زیر آمد. bible_en_fa And the lot of the tribe of the children of Benjamin came up according to their families: and the coast of their lot came forth between the children of Judah and the children of Joseph. و به‌جانب شمالی در مقابل عربه گذشته، به عربه به زیر آمد. bible_en_fa And their border on the north side was from Jordan; and the border went up to the side of Jericho on the north side, and went up through the mountains westward; and the goings out thereof were at the wilderness of Beth-aven. و این حد به‌جانب بیت حجله به سوی شمال گذشت، و آخر این حدبه خلیج شمالی بحرالملح نزد انتهای جنوبی اردن بود. این حد جنوبی است. bible_en_fa And the border went over from thence toward Luz, to the side of Luz, which is Bethel, southward; and the border descended to Ataroth-adar, near the hill that lieth on the south side of the nether Beth-horon. و به طرف مشرق، حد آن اردن بود و ملک بنی بنیامین به حسب حدودش به هر طرف و برحسب قبایل ایشان این بود. bible_en_fa And the border was drawn thence, and compassed the corner of the sea southward, from the hill that lieth before Beth-horon southward; and the goings out thereof were at Kirjath-baal, which is Kirjath-jearim, a city of the children of Judah: this was the west quarter. و این است شهرهای سبط بنی بنیامین برحسب قبایل ایشان اریحا و بیت حجله و عیمق قصیص. bible_en_fa And the south quarter was from the end of Kirjath-jearim, and the border went out on the west, and went out to the well of waters of Nephtoah: و بیت عربه و صمارایم و بیت ئیل. bible_en_fa And the border came down to the end of the mountain that lieth before the valley of the son of Hinnom, and which is in the valley of the giants on the north, and descended to the valley of Hinnom, to the side of Jebusi on the south, and descended to En-rogel, و عویم و فاره و عفرت. bible_en_fa And was drawn from the north, and went forth to En-shemesh, and went forth toward Geliloth, which is over against the going up of Adummim, and descended to the stone of Bohan the son of Reuben, و کفر عمونی وعفنی و جابع، دوازده شهر با دهات آنها. bible_en_fa And passed along toward the side over against Arabah northward, and went down unto Arabah: وجبعون و رامه و بئیروت. bible_en_fa And the border passed along to the side of Beth-hoglah northward: and the outgoings of the border were at the north bay of the salt sea at the south end of Jordan: this was the south coast. و مصفه و کفیره وموصه. bible_en_fa And Jordan was the border of it on the east side. This was the inheritance of the children of Benjamin, by the coasts thereof round about, according to their families. و راقم و یرفئیل و تراله.و صیله وآلف و یبوسی که اورشلیم باشد و جبعه و قریت، چهارده شهر با دهات آنها. این ملک بنی بنیامین به حسب قبایل ایشان بود. bible_en_fa Now the cities of the tribe of the children of Benjamin according to their families were Jericho, and Beth-hoglah, and the valley of Keziz, و صیله وآلف و یبوسی که اورشلیم باشد و جبعه و قریت، چهارده شهر با دهات آنها. این ملک بنی بنیامین به حسب قبایل ایشان بود. bible_en_fa And Beth-arabah, and Zemaraim, and Bethel, و قرعه دومین برای شمعون برآمد، یعنی برای سبط بنی شمعون برحسب قبایل ایشان، و ملک ایشان در میان ملک بنی یهودا بود. bible_en_fa And Avim, and Parah, and Ophrah, و اینها نصیب ایشان شد یعنی بئیر شبع و شبع و مولادا. bible_en_fa And Chephar-haammonai, and Ophni, and Gaba; twelve cities with their villages: و حصر شوعال و بالح و عاصم. bible_en_fa Gibeon, and Ramah, and Beeroth, و التولد و بتول و حرمه. bible_en_fa And Mizpeh, and Chephirah, and Mozah, صقلغ و بیت مرکبوت و حصر سوسه. bible_en_fa And Rekem, and Irpeel, and Taralah, و بیت لباعوت وشاروحن. سیزده شهر با دهات آنها. bible_en_fa And Zelah, Eleph, and Jebusi, which is Jerusalem, Gibeath, and Kirjath; fourteen cities with their villages. This is the inheritance of the children of Benjamin according to their families. و عین ورمون و عاتر و عاشان، چهارده شهر با دهات آنها. bible_en_fa And the second lot came forth to Simeon, even for the tribe of the children of Simeon according to their families: and their inheritance was within the inheritance of the children of Judah. تمامی دهاتی که در اطراف این شهرها تا بعلت بئیر رامه جنوبی بود. ملک سبط بنی شمعون برحسب قبایل ایشان این بود. bible_en_fa And they had in their inheritance Beer-sheba, or Sheba, and Moladah, و ملک بنی شمعون از میان قسمت بنی یهودا بود، زیرا قسمت بنی یهودا برای ایشان زیاد بود، پس بنی شمعون ملک خود را از میان ملک ایشان گرفتند. bible_en_fa And Hazar-shual, and Balah, and Azem, و قرعه سوم برای بنی زبولون برحسب قبایل ایشان برآمد، و حد ملک ایشان تا ساریدرسید. bible_en_fa And Eltolad, and Bethul, and Hormah, و حد ایشان به طرف مغرب تا مرعله رفت و تا دباشه رسید و تا وادی که در مقابل یقنعام است، رسید. bible_en_fa And Ziklag, and Beth-marcaboth, and Hazar-susah, و از سارید به سمت مشرق به سوی مطلع آفتاب تا سرحد کسلوت تابور پیچید، و نزد دابره بیرون آمده، به یافیع رسید. bible_en_fa And Beth-lebaoth, and Sharuhen; thirteen cities and their villages: و از آنجا به طرف مشرق تا جت حافر وتا عت قاصین گذشته، نزد رمون بیرون آمد و تانیعه کشیده شد. bible_en_fa Ain, Remmon, and Ether, and Ashan; four cities and their villages: و این حد به طرف شمال تاحناتون آن را احاطه کرد، و آخرش نزد وادی یفتحئیل بود. bible_en_fa And all the villages that were round about these cities to Baalath-beer, Ramath of the south. This is the inheritance of the tribe of the children of Simeon according to their families. و قطه و نهلال و شمرون و یداله و بیت لحم، دوازده شهر با دهات آنها. bible_en_fa Out of the portion of the children of Judah was the inheritance of the children of Simeon: for the part of the children of Judah was too much for them: therefore the children of Simeon had their inheritance within the inheritance of them. این ملک بنی زبولون برحسب قبایل ایشان بود، یعنی‌این شهرها با دهات آنها. bible_en_fa And the third lot came up for the children of Zebulun according to their families: and the border of their inheritance was unto Sarid: و قرعه چهارم برای یساکار برآمد یعنی برای بنی یساکار برحسب قبایل ایشان. bible_en_fa And their border went up toward the sea, and Maralah, and reached to Dabbasheth, and reached to the river that is before Jokneam; و حدایشان تا یزرعیل و کسلوت و شونم بود. bible_en_fa And turned from Sarid eastward toward the sunrising unto the border of Chisloth-tabor, and then goeth out to daberath, and goeth up to Japhia, وحفارایم و شیئون و اناحره. bible_en_fa And from thence passeth on along on the east to Gittah-hepher, to Ittah-kazin, and goeth out to Remmon-methoar to Neah; و ربیت و قشیون وآبص. bible_en_fa And the border compasseth it on the north side to Hannathon: and the outgoings thereof are in the valley of Jiphthah-el: و رمه و عین جنیم و عین حده و بیت فصیص. bible_en_fa And Kattath, and Nahallal, and Shimron, and Idalah, and Bethlehem: twelve cities with their villages. و این حد به تابور و شحصیمه وبیت شمس رسید، و آخر حد ایشان نزد اردن بود. یعنی شانزده شهر با دهات آنها. bible_en_fa This is the inheritance of the children of Zebulun according to their families, these cities with their villages. این ملک سبطبنی یساکار برحسب قبایل ایشان بود، یعنی شهرها با دهات آنها. bible_en_fa And the fourth lot came out to Issachar, for the children of Issachar according to their families. و قرعه پنجم برای سبط بنی اشیر برحسب قبایل ایشان بیرون آمد. bible_en_fa And their border was toward Jezreel, and Chesulloth, and Shunem, و حد ایشان حلقه وحلی و باطن و اکشاف. bible_en_fa And Hapharaim, and Shion, and Anaharath, و الملک و عمعاد ومشال و به طرف مغرب به کرمل و شیحور لبنه رسید. bible_en_fa And Rabbith, and Kishion, and Abez, و به سوی مشرق آفتاب به بیت داجون پیچیده، تا زبولون رسید، و به طرف شمال تاوادی یفتحئیل و بیت عامق و نعیئیل وبه طرف چپ نزد کابول بیرون آمد. bible_en_fa And Remeth, and En-gannim, and En-haddah, and Beth-pazzez; و به حبرون ورحوب و حمون و قانه تا صیدون بزرگ. bible_en_fa And the coast reacheth to Tabor, and Shahazimah, and Beth-shemesh; and the outgoings of their border were at Jordan: sixteen cities with their villages. واین حد به سوی رامه به شهر حصاردار صور پیچید واین حد به سوی حوصه برگشت، و انتهایش نزددریا در دیار اکزیب بود. bible_en_fa This is the inheritance of the tribe of the children of Issachar according to their families, the cities and their villages. و عمه و عفیق ورحوب، و بیست و دو شهر با دهات آنها. bible_en_fa And the fifth lot came out for the tribe of the children of Asher according to their families. ملک سبط بنی اشیر برحسب قبایل ایشان این بود، یعنی‌این شهرها با دهات آنها. bible_en_fa And their border was Helkath, and Hali, and Beten, and Achshaph, و قرعه ششم برای بنی نفتالی بیرون آمد، یعنی برای بنی نفتالی برحسب قبایل ایشان. bible_en_fa And Alammelech, and Amad, and Misheal; and reacheth to Carmel westward, and to Shihor-libnath; وحد ایشان از حالف از بلوطی که در صعنیم است و ادامی و ناقب و یبنئیل تا لقوم بود و آخرش نزداردن بود bible_en_fa And turneth toward the sunrising to Beth-dagon, and reacheth to Zebulun, and to the valley of Jiphthah-el toward the north side of Beth-emek, and Neiel, and goeth out to Cabul on the left hand, و حدش به سمت مغرب به سوی ازنوت تا بور پیچید، و از آنجا تا حقوق بیرون آمد، و به سمت جنوب به زبولون رسید و به سمت مغرب به اشیر رسید، و به سمت مشرق به یهودا نزد اردن. bible_en_fa And Hebron, and Rehob, and Hammon, and Kanah, even unto great Zidon; و شهرهای حصاردار صدیم وصیر و حمه و رقه و کناره. bible_en_fa And then the coast turneth to Ramah, and to the strong city Tyre; and the coast turneth to Hosah; and the outgoings thereof are at the sea from the coast to Achzib: و ادامه و رامه وحاصور. bible_en_fa Ummah also, and Aphek, and Rehob: twenty and two cities with their villages. و قادش و اذرعی و عین حاصور. bible_en_fa This is the inheritance of the tribe of the children of Asher according to their families, these cities with their villages. ویرون و مجدلئیل و حوریم و بیت عناه و بیت شمس، نوزده شهر با دهات آنها. bible_en_fa The sixth lot came out to the children of Naphtali, even for the children of Naphtali according to their families. ملک سبطبنی نفتالی برحسب قبایل ایشان این بود، یعنی شهرها با دهات آنها. bible_en_fa And their coast was from Heleph, from Allon to Zaanannim, and Adami, Nekeb, and Jabneel, unto Lakum; and the outgoings thereof were at Jordan: و قرعه هفتم برای سبط بنی دان برحسب قبایل ایشان بیرون آمد. bible_en_fa And then the coast turneth westward to Aznoth-tabor, and goeth out from thence to Hukkok, and reacheth to Zebulun on the south side, and reacheth to Asher on the west side, and to Judah upon Jordan toward the sunrising. و حد ملک ایشان صرعه و اشتئول و عیر شمس بود. bible_en_fa And the fenced cities are Ziddim, Zer, and Hammath, Rakkath, and Chinnereth, و شعلبین وایلون و یتله. bible_en_fa And Adamah, and Ramah, and Hazor, و ایلون و تمنه و عقرون. bible_en_fa And Kedesh, and Edrei, and En-hazor, والتقیه و جبتون و بعله. bible_en_fa And Iron, and Migdal-el, Horem, and Beth-anath, and Beth-shemesh; nineteen cities with their villages. و یهود و بنی برق و جت رمون. bible_en_fa This is the inheritance of the tribe of the children of Naphtali according to their families, the cities and their villages. و میاه یرقون و رقون با سر حدی که درمقابل یافا است. bible_en_fa And the seventh lot came out for the tribe of the children of Dan according to their families. و حد بنی دان از طرف ایشان بیرون رفت، زیر که بنی دان برآمده، با لشم جنگ کردند و آن را گرفته، به دم شمشیر زدند. ومتصرف شده، در آن سکونت گرفتند. پس لشم رادان نامیدند، موافق اسم دان که پدر ایشان بود. bible_en_fa And the coast of their inheritance was Zorah, and Eshtaol, and Ir-shemesh, این است ملک سبط بنی دان برحسب قبایل ایشان، یعنی‌این شهرها با دهات آنها. bible_en_fa And Shaalabbin, and Ajalon, and Jethlah, و چون از تقسیم کردن زمین برحسب حدودش فارغ شدند، بنی‌اسرائیل ملکی را درمیان خود به یوشع بن نون دادند. bible_en_fa And Elon, and Thimnathah, and Ekron, برحسب فرمان خداوند شهری که او خواست، یعنی تمنه سارح را در کوهستان افرایم به او دادند، پس شهررا بنا کرده، در آن ساکن شد.این است ملکهایی که العازار کاهن با یوشع بن نون و روسای آبای اسباط بنی‌اسرائیل درشیلوه به حضور خداوند نزد در خیمه اجتماع به قرعه تقسیم کردند. پس از تقسیم نمودن زمین فارغ شدند. bible_en_fa And Eltekeh, and Gibbethon, and Baalath, این است ملکهایی که العازار کاهن با یوشع بن نون و روسای آبای اسباط بنی‌اسرائیل درشیلوه به حضور خداوند نزد در خیمه اجتماع به قرعه تقسیم کردند. پس از تقسیم نمودن زمین فارغ شدند. bible_en_fa And Jehud, and Bene-berak, and Gath-rimmon, و خداوند یوشع را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And Me-jarkon, and Rakkon, with the border before Japho. «بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، بگو: شهرهای ملجایی را که درباره آنها به واسطه موسی به شما سخن گفتم، برای خود معین سازید bible_en_fa And the coast of the children of Dan went out too little for them: therefore the children of Dan went up to fight against Leshem, and took it, and smote it with the edge of the sword, and possessed it, and dwelt therein, and called Leshem, Dan, after the name of Dan their father. تا قاتلی که کسی را سهو و ندانسته کشته باشدبه آنها فرار کند، و آن�ا برای شما از ولی مقتول ملجا باشد. bible_en_fa This is the inheritance of the tribe of the children of Dan according to their families, these cities with their villages. و او به یکی از این شهرها فرار کرده، و به مدخل دروازه شهر ایستاده، به گوش مشایخ شهر ماجرای خود را بیان کند، و ایشان او را نزدخود به شهر درآورده، مکانی به او بدهند تا باایشان ساکن شود. bible_en_fa When they had made an end of dividing the land for inheritance by their coasts, the children of Israel gave an inheritance to Joshua the son of Nun among them: و اگر ولی مقتول او را تعاقب کند، قاتل را به‌دست او نسپارند، زیرا که همسایه خود را از نادانستگی کشته، و او را پیش از آن دشمن نداشته بود. bible_en_fa According to the word of the LORD they gave him the city which he asked, even Timnath-serah in mount Ephraim: and he built the city, and dwelt therein. و در آن شهر تا وقتی که به جهت محاکمه به حضور جماعت حاضر شود تاوفات رئیس کهنه که در آن ایام می‌باشد توقف نماید، و بعد از آن قاتل برگشته، به شهر و به خانه خود یعنی به شهری که از آن فرار کرده بود، داخل شود. bible_en_fa These are the inheritances which Eleazar the priest, and Joshua the son of Nun, and the heads of the fathers of the tribes of the children of Israel, divided for an inheritance by lot in Shiloh before the LORD, at the door of the tabernacle of the congregation. So they made an end of dividing the country. پس قادش را در جلیل در کوهستان نفتالی وشکیم را در کوهستان افرایم و قریه اربع را که درحبرون باشد در کوهستان یهودا، تقدیس نمودند. bible_en_fa The LORD also spake unto Joshua, saying, و از آن طرف اردن به سمت مشرق اریحا باصررا در صحرا در بیابان از سبط روبین و راموت را درجلعاد از سبط جاد و جولان را در باشان از سبطمنسی تعیین نمودند.اینهاست شهرهایی که برای تمامی بنی‌اسرائیل و برای غریبی که در میان ایشان ماوا گزیند معین شده بود، تا هر‌که کسی راسهو کشته باشد به آنجا فرار کند، و به‌دست ولی مقتول کشته نشود تا وقتی که به حضور جماعت حاضر شود. bible_en_fa Speak to the children of Israel, saying, Appoint out for you cities of refuge, whereof I spake unto you by the hand of Moses: اینهاست شهرهایی که برای تمامی بنی‌اسرائیل و برای غریبی که در میان ایشان ماوا گزیند معین شده بود، تا هر‌که کسی راسهو کشته باشد به آنجا فرار کند، و به‌دست ولی مقتول کشته نشود تا وقتی که به حضور جماعت حاضر شود. bible_en_fa That the slayer that killeth any person unawares and unwittingly may flee thither: and they shall be your refuge from the avenger of blood. آنگاه روسای آبای لاویان نزد العازرکاهن و نزد یوشع بن نون و نزد روسای آبای اسباط بنی‌اسرائیل آمدند. bible_en_fa And when he that doth flee unto one of those cities shall stand at the entering of the gate of the city, and shall declare his cause in the ears of the elders of that city, they shall take him into the city unto them, and give him a place, that he may dwell among them. و ایشان را درشیلوه در زمین کنعان مخاطب ساخته، گفتند که «خداوند به واسطه موسی‌امر فرموده است که شهرها برای سکونت و حوالی آنها به جهت بهایم ما، به ما داده شود.» bible_en_fa And if the avenger of blood pursue after him, then they shall not deliver the slayer up into his hand; because he smote his neighbour unwittingly, and hated him not beforetime. پس بنی‌اسرائیل برحسب فرمان خداوند این شهرها را با حوالی آنها از ملک خود به لاویان دادند. bible_en_fa And he shall dwell in that city, until he stand before the congregation for judgment, and until the death of the high priest that shall be in those days: then shall the slayer return, and come unto his own city, and unto his own house, unto the city from whence he fled. و قرعه برای قبایل قهاتیان بیرون آمد، وبرای پسران هارون کاهن که از‌جمله لاویان بودند سیزده شهر از سبط یهودا، و از سبط شمعون و ازسبط بنیامین به قرعه رسید. bible_en_fa And they appointed Kedesh in Galilee in mount Naphtali, and Shechem in mount Ephraim, and Kirjath-arba, which is Hebron, in the mountain of Judah. و برای بقیه پسران قهات، ده شهر از قبایل سبط افرایم و از سبط دان و از نصف سبط منسی به قرعه رسید. bible_en_fa And on the other side Jordan by Jericho eastward, they assigned Bezer in the wilderness upon the plain out of the tribe of Reuben, and Ramoth in Gilead out of the tribe of Gad, and Golan in Bashan out of the tribe of Manasseh. و برای پسران جرشون سیزده شهر از قبایل سبط یساکار و از سبط اشیر و از سبط نفتالی و ازنصف سبط منسی در باشان به قرعه رسید. bible_en_fa These were the cities appointed for all the children of Israel, and for the stranger that sojourneth among them, that whosoever killeth any person at unawares might flee thither, and not die by the hand of the avenger of blood, until he stood before the congregation. و برای پسران مراری برحسب قبایل ایشان دوازده شهر از سبط روبین و از سبط جاد و از سبطزبولون رسید. bible_en_fa Then came near the heads of the fathers of the Levites unto Eleazar the priest, and unto Joshua the son of Nun, and unto the heads of the fathers of the tribes of the children of Israel; و بنی‌اسرائیل، این شهرها و حوالی آنها را به لاویان به قرعه دادند، چنانکه خداوند به واسطه موسی‌امر فرموده بود. bible_en_fa And they spake unto them at Shiloh in the land of Canaan, saying, The LORD commanded by the hand of Moses to give us cities to dwell in, with the suburbs thereof for our cattle. و از سبط بنی یهودا و از سبط بنی شمعون این شهرها را که به نامها ذکر می‌شود، دادند. bible_en_fa And the children of Israel gave unto the Levites out of their inheritance, at the commandment of the LORD, these cities and their suburbs. واینها به پسران هارون که از قبایل قهاتیان ازبنی لاوی بودند رسید، زیرا که قرعه اول از ایشان بود. bible_en_fa And the lot came out for the families of the Kohathites: and the children of Aaron the priest, which were of the Levites, had by lot out of the tribe of Judah, and out of the tribe of Simeon, and out of the tribe of Benjamin, thirteen cities. پس قریه اربع پدر عناق که حبرون باشددر کوهستان یهودا با حوالی که در اطراف آن بود، به ایشان دادند. bible_en_fa And the rest of the children of Kohath had by lot out of the families of the tribe of Ephraim, and out of the tribe of Dan, and out of the half tribe of Manasseh, ten cities. لیکن مزرعه های شهر و دهات آن را به کالیب بن یفنه برای ملکیت دادند. bible_en_fa And the children of Gershon had by lot out of the families of the tribe of Issachar, and out of the tribe of Asher, and out of the tribe of Naphtali, and out of the half tribe of Manasseh in Bashan, thirteen cities. و به پسران هارون کاهن، حبرون را که شهرملجای قاتلان است با حوالی آن، و لبنه را باحوالی آن دادند. bible_en_fa The children of Merari by their families had out of the tribe of Reuben, and out of the tribe of Gad, and out of the tribe of Zebulun, twelve cities. و یتیر را با نواحی آن واشتموع را با نواحی آن. bible_en_fa And the children of Israel gave by lot unto the Levites these cities with their suburbs, as the LORD commanded by the hand of Moses. و حولون را با نواحی آن و دبیر را با نواحی آن. bible_en_fa And they gave out of the tribe of the children of Judah, and out of the tribe of the children of Simeon, these cities which are here mentioned by name, و عین را با نواحی آن و یطه را با نواحی آن و بیت شمس را با نواحی آن، یعنی از این دو سبط نه شهر را. bible_en_fa Which the children of Aaron, being of the families of the Kohathites, who were of the children of Levi, had: for theirs was the first lot. و از سبطبنیامین جبعون را با نواحی آن و جبع را با نواحی آن. bible_en_fa And they gave them the city of Arba the father of Anak, which city is Hebron, in the hill country of Judah, with the suburbs thereof round about it. عناتوت را با نواحی آن و علمون را بانواحی آن، یعنی چهار شهر دادند. bible_en_fa But the fields of the city, and the villages thereof, gave they to Caleb the son of Jephunneh for his possession. تمامی شهرهای پسران هارون کهنه سیزده شهر با نواحی آنها بود. bible_en_fa Thus they gave to the children of Aaron the priest Hebron with her suburbs, to be a city of refuge for the slayer; and Libnah with her suburbs, و اما قبایل بنی قهات لاویان، یعنی بقیه بنی قهات شهرهای قرعه ایشان از سبط افرایم بود. bible_en_fa And Jattir with her suburbs, and Eshtemoa with her suburbs, پس شکیم را در کوهستان افرایم که شهرملجای قاتلان است با نواحی آن و جازر را بانواحی آن به ایشان دادند. bible_en_fa And Holon with her suburbs, and Debir with her suburbs, و قبصایم را بانواحی آن و بیت حورون را با نواحی آن، یعنی چهار شهر. bible_en_fa And Ain with her suburbs, and Juttah with her suburbs, and Beth-shemesh with her suburbs; nine cities out of those two tribes. و از سبط دان التقی را با نواحی آن و جبتون را با نواحی آن. bible_en_fa And out of the tribe of Benjamin, Gibeon with her suburbs, Geba with her suburbs, و ایلون را با نواحی آن و جت رمون را با نواحی آن، یعنی چهار شهر. bible_en_fa Anathoth with her suburbs, and Almon with her suburbs; four cities. و از نصف سبط منسی تعنک را با نواحی آن وجت رمون را با نواحی آن، یعنی دو شهر دادند. bible_en_fa All the cities of the children of Aaron, the priests, were thirteen cities with their suburbs. تمامی شهرهای قبایل بقیه بنی قهات با نواحی آنها ده بود. bible_en_fa And the families of the children of Kohath, the Levites which remained of the children of Kohath, even they had the cities of their lot out of the tribe of Ephraim. و به بنی جرشون که از قبایل لاویان بودند ازنصف سبط منسی جولان را در باشان که شهرملجای قاتلان است با نواحی آن و بعشتره را بانواحی آن، یعنی دو شهر دادند. bible_en_fa For they gave them Shechem with her suburbs in mount Ephraim, to be a city of refuge for the slayer; and Gezer with her suburbs, و از سبطیساکار قشیون را با نواحی آن و دابره را با نواحی آن. bible_en_fa And Kibzaim with her suburbs, and Beth-horon with her suburbs; four cities. و یرموت را با نواحی آن و عین جنیم را بانواحی آن، یعنی چهار شهر. bible_en_fa And out of the tribe of Dan, Eltekeh with her suburbs, Gibbethon with her suburbs, و از سبط اشیرمشال را با نواحی آن و عبدون را با نواحی آن. bible_en_fa Aijalon with her suburbs, Gath-rimmon with her suburbs; four cities. و حلقات را با نواحی آن و رحوب را با نواحی آن، یعنی چهار شهر. bible_en_fa And out of the half tribe of Manasseh, Tanach with her suburbs, and Gath-rimmon with her suburbs; two cities. و از سبط نفتالی قادش رادر جلیل که شهر ملجای قاتلان است با نواحی آن و حموت دور را با نواحی آن و قرتان را، یعنی سه شهر دادند. bible_en_fa All the cities were ten with their suburbs for the families of the children of Kohath that remained. و تمامی شهرهای جرشونیان برحسب قبایل ایشان سیزده شهر بود با نواحی آنها. bible_en_fa And unto the children of Gershon, of the families of the Levites, out of the other half tribe of Manasseh they gave Golan in Bashan with her suburbs, to be a city of refuge for the slayer; and Beesh-terah with her suburbs; two cities. و به قبایل بنی مراری که از لاویان باقی‌مانده بودند، از سبط زبولون یقنعام را با نواحی آن و قرته را با نواحی آن. bible_en_fa And out of the tribe of Issachar, Kishon with her suburbs, Dabareh with her suburbs, و دمنه را با نواحی آن و نحلال را با نواحی، یعنی چهار شهر. bible_en_fa Jarmuth with her suburbs, En-gannim with her suburbs; four cities. و از سبطروبین، باصر را با نواحی آن و یهصه را با نواحی آن. bible_en_fa And out of the tribe of Asher, Mishal with her suburbs, Abdon with her suburbs, و قدیموت را با نواحی آن و میفعه را بانواحی آن، یعنی چهار شهر. bible_en_fa Helkath with her suburbs, and Rehob with her suburbs; four cities. و از سبط جادراموت را در جلعاد که شهر ملجای قاتلان است بانواحی آن و محنایم را با نواحی آن. bible_en_fa And out of the tribe of Naphtali, Kedesh in Galilee with her suburbs, to be a city of refuge for the slayer; and Hammoth-dor with her suburbs, and Kartan with her suburbs; three cities. و حشبون را با نواحی آن و یعزیر را با نواحی آن؛ همه این شهرها چهار می‌باشد. bible_en_fa All the cities of the Gershonites according to their families were thirteen cities with their suburbs. همه اینها شهرهای بنی مراری برحسب قبایل ایشان بود، یعنی بقیه قبایل لاویان و قرعه ایشان دوازده شهر بود. bible_en_fa And unto the families of the children of Merari, the rest of the Levites, out of the tribe of Zebulun, Jokneam with her suburbs, and Kartah with her suburbs, و جمیع شهرهای لاویان در میان ملک بنی‌اسرائیل چهل و هشت شهر با نواحی آنها بود. bible_en_fa Dimnah with her suburbs, Nahalal with her suburbs; four cities. این شهرها هر یکی با نواحی آن به هر طرفش بود، و برای همه این شهرها چنین بود. bible_en_fa And out of the tribe of Reuben, Bezer with her suburbs, and Jahazah with her suburbs, پس خداوند تمامی زمین را که برای پدران ایشان قسم خورده بود که به ایشان بدهد به اسرائیل داد، و آن را به تصرف آورده، در آن ساکن شدند. bible_en_fa Kedemoth with her suburbs, and Mephaath with her suburbs; four cities. و خداوند ایشان را از هر طرف آرامی داد چنانکه به پدران ایشان قسم خورده بود، واحدی از دشمنان ایشان نتوانست با ایشان مقاومت نماید، زیرا که خداوند جمیع دشمنان ایشان را به‌دست ایشان سپرده بود.و از جمیع سخنان نیکویی که خداوند به خاندان اسرائیل گفته بود، سخنی به زمین نیفتاد بلکه همه واقع شد. bible_en_fa And out of the tribe of Gad, Ramoth in Gilead with her suburbs, to be a city of refuge for the slayer; and Mahanaim with her suburbs, و از جمیع سخنان نیکویی که خداوند به خاندان اسرائیل گفته بود، سخنی به زمین نیفتاد بلکه همه واقع شد. bible_en_fa Heshbon with her suburbs, Jazer with her suburbs; four cities in all. آنگاه یوشع روبینیان و جادیان و نصف سبط منسی را خوانده، bible_en_fa So all the cities for the children of Merari by their families, which were remaining of the families of the Levites, were by their lot twelve cities. به ایشان گفت: «شما هر‌چه موسی بنده خداوند به شما امرفرموده بود، نگاه داشتید، و کلام مرا از هر‌چه به شما امر فرموده‌ام، اطاعت نمودید. bible_en_fa All the cities of the Levites within the possession of the children of Israel were forty and eight cities with their suburbs. و برادران خود را در این ایام طویل تا امروز ترک نکرده، وصیتی را که یهوه، خدای شما، امر فرموده بود، نگاه داشته‌اید. bible_en_fa These cities were every one with their suburbs round about them: thus were all these cities. و الان یهوه خدای شما به برادران شما آرامی داده است، چنانکه به ایشان گفته بود. پس حال به خیمه های خود و به زمین ملکیت خود که موسی بنده خداوند از آن طرف اردن به شما داده است بازگشته، بروید. bible_en_fa And the LORD gave unto Israel all the land which he sware to give unto their fathers; and they possessed it, and dwelt therein. امابدقت متوجه شده، امر و شریعتی را که موسی بنده خداوند به شما امر فرموده است به‌جاآورید، تا یهوه، خدای خود، را محبت نموده، به تمامی طریقهای او سلوک نمایید، و اوامر او رانگاه داشته، به او بچسبید و او را به تمامی دل وتمامی جان خود عبادت نمایید.» bible_en_fa And the LORD gave them rest round about, according to all that he sware unto their fathers: and there stood not a man of all their enemies before them; the LORD delivered all their enemies into their hand. پس یوشع ایشان را برکت داده، روانه نمود و به خیمه های خود رفتند. bible_en_fa There failed not ought of any good thing which the LORD had spoken unto the house of Israel; all came to pass. و به نصف سبط منسی، موسی ملک درباشان داده بود، و به نصف دیگر، یوشع در این طرف اردن به سمت مغرب در میان برادران ایشان ملک داد. و هنگامی که یوشع ایشان را به خیمه های ایشان روانه می‌کرد، ایشان را برکت داد. bible_en_fa Then Joshua called the Reubenites, and the Gadites, and the half tribe of Manasseh, و ایشان را مخاطب ساخته، گفت: «با دولت بسیار و با مواشی بی‌شمار، با نقره و طلا و مس وآهن و لباس فراوان به خیمه های خود برگردید، وغنیمت دشمنان خود را با برادران خویش تقسیم نمایید.» bible_en_fa And said unto them, Ye have kept all that Moses the servant of the LORD commanded you, and have obeyed my voice in all that I commanded you: پس بنی روبین و بنی جاد و نصف سبطمنسی از نزد بنی‌اسرائیل از شیلوه که در زمین کنعان است برگشته، روانه شدند تا به زمین جلعاد، و به زمین ملک خود که آن را به واسطه موسی برحسب فرمان خداوند به تصرف آورده بودند، بروند. bible_en_fa Ye have not left your brethren these many days unto this day, but have kept the charge of the commandment of the LORD your God. و چون به حوالی اردن که در زمین کنعان است رسیدند، بنی روبین و بنی جاد و نصف سبطمنسی در آنجا به کنار اردن مذبحی بنا نمودند، یعنی مذبح عظیم المنظری. bible_en_fa And now the LORD your God hath given rest unto your brethren, as he promised them: therefore now return ye, and get you unto your tents, and unto the land of your possession, which Moses the servant of the LORD gave you on the other side Jordan. و بنی‌اسرائیل خبر این را شنیدند که اینک بنی روبین و بنی جاد ونصف سبط منسی، به مقابل زمین کنعان، درحوالی اردن، بر کناری که از آن بنی‌اسرائیل است، مذبحی بنا کرده‌اند. bible_en_fa But take diligent heed to do the commandment and the law, which Moses the servant of the LORD charged you, to love the LORD your God, and to walk in all his ways, and to keep his commandments, and to cleave unto him, and to serve him with all your heart and with all your soul. پس چون بنی‌اسرائیل این را شنیدند، تمامی جماعت بنی‌اسرائیل در شیلوه جمع شدند تا برای مقاتله ایشان برآیند. bible_en_fa So Joshua blessed them, and sent them away: and they went unto their tents. و بنی‌اسرائیل فینحاس بن العازار کاهن رانزد بنی روبین و بنی جاد و نصف سبط منسی به زمین جلعاد فرستادند. bible_en_fa Now to the one half of the tribe of Manasseh Moses had given possession in Bashan: but unto the other half thereof gave Joshua among their brethren on this side Jordan westward. And when Joshua sent them away also unto their tents, then he blessed them, و با او ده رئیس، یعنی یک رئیس از هر خاندان آبای از جمیع اسباطاسرائیل را که هر یکی از ایشان رئیس خاندان آبای ایشان از قبایل بنی‌اسرائیل بودند. bible_en_fa And he spake unto them, saying, Return with much riches unto your tents, and with very much cattle, with silver, and with gold, and with brass, and with iron, and with very much raiment: divide the spoil of your enemies with your brethren. پس ایشان نزد بنی روبین و بنی جاد و نصف سبطمنسی به زمین جلعاد آمدند و ایشان را مخاطب ساخته، گفتند: bible_en_fa And the children of Reuben and the children of Gad and the half tribe of Manasseh returned, and departed from the children of Israel out of Shiloh, which is in the land of Canaan, to go unto the country of Gilead, to the land of their possession, whereof they were possessed, according to the word of the LORD by the hand of Moses. «تمامی جماعت خداوند چنین می‌گویند: این چه فتنه است که به خدای اسرائیل انگیخته‌اید که امروز از متابعت خداوندبرگشته‌اید و برای خود مذبحی ساخته، امروز ازخداوند متمرد شده‌اید؟ bible_en_fa And when they came unto the borders of Jordan, that are in the land of Canaan, the children of Reuben and the children of Gad and the half tribe of Manasseh built there an altar by Jordan, a great altar to see to. آیا گناه فغور برای ماکم است که تا امروز خود را از آن طاهرنساخته‌ایم، اگر‌چه وبا در جماعت خداوندعارض شد. bible_en_fa And the children of Israel heard say, Behold, the chidren of Reuben and the children of Gad and the half tribe of Manasseh have built an altar over against the land of Canaan, in the borders of Jordan, at the passage of the children of Israel. شما امروز از متابعت خداوندبرگشته‌اید و واقع خواهد شد چون شما امروز ازخداوند متمرد شده‌اید که او فردا بر تمامی جماعت اسرائیل غضب خواهد نمود. bible_en_fa And when the children of Israel heard of it, the whole congregation of the children of Israel gathered themselves together at Shiloh, to go up to war against them. و لیکن اگر زمین ملکیت شما نجس است، پس به زمین ملکیت خداوند که مسکن خداوند در آن ساکن است عبور نمایید، و در میان ما ملک بگیرید و ازخداوند متمرد نشوید، و از ما نیز متمرد نشوید، در این که مذبحی برای خود سوای مذبح یهوه خدای ما بنا کنید. bible_en_fa And the children of Israel sent unto the children of Reuben, and to the children of Gad, and to the half tribe of Manasseh, into the land of Gilead, Phinehas the son of Eleazar the priest, آیا عخان بن زارح درباره چیز حرام خیانت نورزید؟ پس بر تمامی جماعت اسرائیل غضب آمد، و آن شخص درگناه خود تنها هلاک نشد.» bible_en_fa And with him ten princes, of each chief house a prince throughout all the tribes of Israel; and each one was an head of the house of their fathers among the thousands of Israel. آنگه بنی روبین و بنی جاد و نصف سبطمنسی در جواب روسای قبایل اسرائیل گفتند: bible_en_fa And they came unto the children of Reuben, and to the children of Gad, and to the half tribe of Manasseh, unto the land of Gilead, and they spake with them, saying, «یهوه خدای خدایان! یهوه خدای خدایان! اومی داند و اسرائیل خواهند دانست اگر این کار ازراه تمرد یا از راه خیانت بر خداوند بوده باشد، امروز ما را خلاصی مده، bible_en_fa Thus saith the whole congregation of the LORD, What trespass is this that ye have committed against the God of Israel, to turn away this day from following the LORD, in that ye have builded you an altar, that ye might rebel this day against the LORD? که برای خودمذبحی ساخته‌ایم تا از متابعت خداوند برگشته، قربانی سوختنی و هدیه آردی بر آن بگذرانیم، وذبایح سلامتی بر آن بنماییم؛ خود خداوندبازخواست بنماید. bible_en_fa Is the iniquity of Peor too little for us, from which we are not cleansed until this day, although there was a plague in the congregation of the LORD, بلکه این کار را از راه احتیاط و هوشیاری کرده‌ایم، زیرا گفتیم شاید دروقت آینده پسران شما به پسران ما بگویند شما رابا یهوه خدای اسرائیل چه علاقه است؟ bible_en_fa But that ye must turn away this day from following the LORD? and it will be, seeing ye rebel to day against the LORD, that to morrow he will be wroth with the whole congregation of Israel. چونکه خداوند اردن را در میان ما و شما‌ای بنی روبین و بنی جاد حد گذارده است. پس شما رادر خداوند بهره‌ای نیست و پسران شما پسران مارا از ترس خداوند باز خواهند داشت. bible_en_fa Notwithstanding, if the land of your possession be unclean, then pass ye over unto the land of the possession of the LORD, wherein the LORD's tabernacle dwelleth, and take possession among us: but rebel not against the LORD, nor rebel against us, in building you an altar beside the altar of the LORD our God. پس گفتیم برای ساختن مذبحی به جهت خود تدارک ببینیم، نه برای قربانی سوختنی و نه برای ذبیحه، bible_en_fa Did not Achan the son of Zerah commit a trespass in the accursed thing, and wrath fell on all the congregation of Israel? and that man perished not alone in his iniquity. بلکه تا در میان ما و شما و در میان نسلهای ما بعد از ما شاهد باشد تا عبادت خداوند را به حضور او با قربانی های سوختنی و ذبایح سلامتی خود به‌جا آوریم، تا در زمان آینده پسران شما به پسران ما نگویند که شما را در خداوند هیچ بهره‌ای نیست. bible_en_fa Then the children of Reuben and the children of Gad and the half tribe of Manasseh answered, and said unto the heads of the thousands of Israel, پس گفتیم اگر در زمان آینده به ما و به نسلهای ما چنین بگویند، آنگاه ما خواهیم گفت، نمونه مذبح خداوند را ببینید که پدران ماساختند نه برای قربانی سوختنی و نه برای ذبیحه، بلکه تا در میان ما و شما شاهد باشد. bible_en_fa The LORD God of gods, the LORD God of gods, he knoweth, and Israel he shall know; if it be in rebellion, or if in transgression against the LORD, (save us not this day,) حاشا از ما که از خداوند متمرد شده، امروز ازمتابعت خداوند برگردیم، و مذبحی برای قربانی سوختنی و هدیه آردی و ذبیحه سوای مذبح یهوه، خدای ما که پیش روی مسکن اوست، بسازیم.» bible_en_fa That we have built us an altar to turn from following the LORD, or if to offer thereon burnt offering or meat offering, or if to offer peace offerings thereon, let the LORD himself require it; و چون فینحاس کاهن و سروران جماعت و روسای قبایل اسرائیل که با وی بودند سخنی راکه بنی روبین و بنی جاد و بنی منسی گفته بودند، شنیدند، در نظر ایشان پسند آمد. bible_en_fa And if we have not rather done it for fear of this thing, saying, In time to come your children might speak unto our children, saying, What have ye to do with the LORD God of Israel? و فینحاس بن العازار کاهن به بنی روبین و بنی جاد و بنی منسی گفت: «امروز دانستیم که خداوند در میان ماست، چونکه این خیانت را بر خداوند نورزیده‌اید، پس الان بنی‌اسرائیل را از دست خداوند خلاصی دادید.» bible_en_fa For the LORD hath made Jordan a border between us and you, ye children of Reuben and children of Gad; ye have no part in the LORD: so shall your children make our children cease from fearing the LORD. پس فینحاس بن العازار کاهن و سروران ازنزد بنی روبین و بنی جاد از زمین جلعاد به زمین کنعان، نزد اسرائیل برگشته، این خبر به ایشان رسانیدند. bible_en_fa Therefore we said, Let us now prepare to build us an altar, not for burnt offering, nor for sacrifice: و این کار به نظر بنی‌اسرائیل پسندآمد و بنی‌اسرائیل خدا را متبارک خواندند، ودرباره برآمدن برای مقاتله ایشان تا زمینی را که بنی روبین و بنی جاد در آن ساکن بودند خراب نمایند، دیگر سخن نگفتند.و بنی روبین وبنی جاد آن مذبح را عید نامیدند، زیرا که آن در میان ما شاهد است که یهوه خداست. bible_en_fa But that it may be a witness between us, and you, and our generations after us, that we might do the service of the LORD before him with our burnt offerings, and with our sacrifices, and with our peace offerings; that your children may not say to our children in time to come, Ye have no part in the LORD. و بنی روبین وبنی جاد آن مذبح را عید نامیدند، زیرا که آن در میان ما شاهد است که یهوه خداست. bible_en_fa Therefore said we, that it shall be, when they should so say to us or to our generations in time to come, that we may say again, Behold the pattern of the altar of the LORD, which our fathers made, not for burnt offerings, nor for sacrifices; but it is a witness between us and you. و واقع شد بعد از روزهای بسیار چون خداوند اسرائیل را از جمیع دشمنان ایشان از هر طرف آرامی داده بود، و یوشع پیر وسالخورده شده بود. bible_en_fa God forbid that we should rebel against the LORD, and turn this day from following the LORD, to build an altar for burnt offerings, for meat offerings, or for sacrifices, beside the altar of the LORD our God that is before his tabernacle. که یوشع جمیع اسرائیل رابا مشایخ و روسا و داوران و ناظران ایشان طلبیده، به ایشان گفت: «من پیر و سالخورده شده‌ام. bible_en_fa And when Phinehas the priest, and the princes of the congregation and heads of the thousands of Israel which were with him, heard the words that the children of Reuben and the children of Gad and the children of Manasseh spake, it pleased them. وشما هرآنچه یهوه، خدای شما به همه این طوایف به‌خاطر شما کرده است، دیده‌اید، زیرایهوه، خدای شما اوست که برای شما جنگ کرده است. bible_en_fa And Phinehas the son of Eleazar the priest said unto the children of Reuben, and to the children of Gad, and to the children of Manasseh, This day we perceive that the LORD is among us, because ye have not committed this trespass against the LORD: now ye have delivered the children of Israel out of the hand of the LORD. اینک این طوایف را که باقی‌مانده‌اند ازاردن و جمیع طوایف را که مغلوب ساخته‌ام تادریای بزرگ، به سمت مغرب آفتاب برای شما به قرعه تقسیم کرده‌ام تا میراث اسباط شما باشند. bible_en_fa And Phinehas the son of Eleazar the priest, and the princes, returned from the children of Reuben, and from the children of Gad, out of the land of Gilead, unto the land of Canaan, to the children of Israel, and brought them word again. و یهوه، خدای شما اوست که ایشان را از حضورشما رانده، ایشان را از پیش روی شما بیرون می‌کند، و شما زمین ایشان را در تصرف خواهیدآورد، چنانکه یهوه خدای شما به شما گفته است. bible_en_fa And the thing pleased the children of Israel; and the children of Israel blessed God, and did not intend to go up against them in battle, to destroy the land wherein the children of Reuben and Gad dwelt. پس بسیار قوی باشید و متوجه شده، هر‌چه درسفر تورات موسی مکتوب است نگاه دارید و به طرف چپ یا راست از آن تجاوز منمایید. bible_en_fa And the children of Reuben and the children of Gad called the altar Ed: for it shall be a witness between us that the LORD is God. تا به این طوایفی که در میان شما باقی‌مانده‌اند داخل نشوید، و نامهای خدایان ایشان را ذکر ننمایید، وقسم نخورید و آنها را عبادت منمایید و سجده نکنید. bible_en_fa And it came to pass a long time after that the LORD had given rest unto Israel from all their enemies round about, that Joshua waxed old and stricken in age. بلکه به یهوه، خدای خود بچسبیدچنانکه تا امروز کرده‌اید. bible_en_fa And Joshua called for all Israel, and for their elders, and for their heads, and for their judges, and for their officers, and said unto them, I am old and stricken in age: زیرا خداوند طوایف بزرگ و زورآور را از پیش روی شما بیرون کرده است، و اما با شما کسی را تا امروز یارای مقاومت نبوده است. bible_en_fa And ye have seen all that the LORD your God hath done unto all these nations because of you; for the LORD your God is he that hath fought for you. یک نفر از شما هزار را تعاقب خواهد نمود زیرا که یهوه، خدای شما، اوست که برای شما جنگ می‌کند، چنانکه به شما گفته است. bible_en_fa Behold, I have divided unto you by lot these nations that remain, to be an inheritance for your tribes, from Jordan, with all the nations that I have cut off, even unto the great sea westward. پس بسیار متوجه شده، یهوه خدای خود را محبت نمایید. bible_en_fa And the LORD your God, he shall expel them from before you, and drive them from out of your sight; and ye shall possess their land, as the LORD your God hath promised unto you. و اما اگر برگشته، با بقیه این طوایفی که در میان شما مانده‌اند بچسبید و باایشان مصاهرت نمایید، و به ایشان درآیید وایشان به شما درآیند، bible_en_fa Be ye therefore very courageous to keep and to do all that is written in the book of the law of Moses, that ye turn not aside therefrom to the right hand or to the left; یقین بدانید که یهوه خدای شما این طوایف را از حضور شما دیگربیرون نخواهد کرد، بلکه برای شما دام و تله وبرای پهلوهای شما تازیانه و در چشمان شما خارخواهند بود، تا وقتی که از این زمین نیکو که یهوه خدای شما، به شما داده است، هلاک شوید. bible_en_fa That ye come not among these nations, these that remain among you; neither make mention of the name of their gods, nor cause to swear by them, neither serve them, nor bow yourselves unto them: و اینک من امروز به طریق اهل تمامی زمین می‌روم، و به تمامی دل و به تمامی جان خودمی دانید که یک چیز از تمام چیزهای نیکو که یهوه، خدای شما درباره شما گفته است به زمین نیفتاده، بلکه همه‌اش واقع شده است، و یک حرف از آن به زمین نیفتاده. bible_en_fa But cleave unto the LORD your God, as ye have done unto this day. و چنین واقع خواهد شد که چنانکه همه‌چیزهای نیکو که یهوه، خدای شما به شما گفته بود برای شما واقع شده است، همچنان خداوند همه‌چیزهای بد رابر شما عارض خواهد گردانید، تا شما را از این زمین نیکو که یهوه، خدای شما به شما داده است، هلاک سازد.اگر از عهد یهوه، خدای خود، که به شما امر فرموده است، تجاوز نمایید، و رفته، خدایان دیگر را عبادت نمایید، و آنها را سجده کنید، آنگاه غضب خداوند بر شما افروخته خواهد شد، و از این زمین نیکو که به شما داده است به زودی هلاک خواهید شد. bible_en_fa For the LORD hath driven out from before you great nations and strong: but as for you, no man hath been able to stand before you unto this day. اگر از عهد یهوه، خدای خود، که به شما امر فرموده است، تجاوز نمایید، و رفته، خدایان دیگر را عبادت نمایید، و آنها را سجده کنید، آنگاه غضب خداوند بر شما افروخته خواهد شد، و از این زمین نیکو که به شما داده است به زودی هلاک خواهید شد. bible_en_fa One man of you shall chase a thousand: for the LORD your God, he it is that fighteth for you, as he hath promised you. و یوشع تمامی اسباط اسرائیل را درشکیم جمع کرد، و مشایخ اسرائیل وروسا و داوران و ناظران ایشان را طلبیده، به حضور خدا حاضر شدند. bible_en_fa Take good heed therefore unto yourselves, that ye love the LORD your God. و یوشع به تمامی قوم گفت که «یهوه خدای اسرائیل چنین می‌گوید که پدران شما، یعنی طارح پدر ابراهیم و پدر ناحور، در زمان قدیم به آن طرف نهر ساکن بودند، وخدایان غیر را عبادت می‌نمودند. bible_en_fa Else if ye do in any wise go back, and cleave unto the remnant of these nations, even these that remain among you, and shall make marriages with them, and go in unto them, and they to you: و پدر شماابراهیم را از آن طرف نهر گرفته، در تمامی زمین کنعان گردانیدم، و ذریت او را زیاد کردم و اسحاق را به او دادم. bible_en_fa Know for a certainty that the LORD your God will no more drive out any of these nations from before you; but they shall be snares and traps unto you, and scourges in your sides, and thorns in your eyes, until ye perish from off this good land which the LORD your God hath given you. و یعقوب و عیسو را به اسحاق دادم، و کوه سعیر را به عیسو دادم تا ملکیت اوبشود، و یعقوب و پسرانش به مصر فرود شدند. bible_en_fa And, behold, this day I am going the way of all the earth: and ye know in all your hearts and in all your souls, that not one thing hath failed of all the good things which the LORD your God spake concerning you; all are come to pass unto you, and not one thing hath failed thereof. و موسی و هارون را فرستاده مصر را به آنچه دروسط آن کردم، مبتلا ساختم؛ پس شما را از آن بیرون آوردم. bible_en_fa Therefore it shall come to pass, that as all good things are come upon you, which the LORD your God promised you; so shall the LORD bring upon you all evil things, until he have destroyed you from off this good land which the LORD your God hath given you. و چون پدران شما را از مصر بیرون آوردم وبه دریا رسیدید، مصریان با ارابه‌ها و سواران، پدران شما را تا بحر قلزم تعاقب نمودند. bible_en_fa When ye have transgressed the covenant of the LORD your God, which he commanded you, and have gone and served other gods, and bowed yourselves to them; then shall the anger of the LORD be kindled against you, and ye shall perish quickly from off the good land which he hath given unto you. و چون نزد خداوند فریاد کردند، او در میان شما ومصریان تاریکی گذارد، و دریا را برایشان آورده، ایشان را پوشانید، و چشمان شما آنچه را در مصرکردم دید، پس روزهای بسیار در بیابان ساکن می‌بودید. bible_en_fa And Joshua gathered all the tribes of Israel to Shechem, and called for the elders of Israel, and for their heads, and for their judges, and for their officers; and they presented themselves before God. پس شما را در زمین اموریانی که به آن طرف اردن ساکن بودند آوردم، و با شما جنگ کردند، و ایشان را به‌دست شما تسلیم نمودم، وزمین ایشان را در تصرف آوردید، و ایشان را ازحضور شما هلاک ساختم. bible_en_fa And Joshua said unto all the people, Thus saith the LORD God of Israel, Your fathers dwelt on the other side of the flood in old time, even Terah, the father of Abraham, and the father of Nachor: and they served other gods. و بالاق بن صفور ملک موآب برخاسته، با اسرائیل جنگ کرد وفرستاده، بلعام بن بعور را طلبید تا شما را لعنت کند. bible_en_fa And I took your father Abraham from the other side of the flood, and led him throughout all the land of Canaan, and multiplied his seed, and gave him Isaac. و نخواستم که بلعام را بشنوم لهذا شما رابرکت همی داد و شما را از دست او رهانیدم. bible_en_fa And I gave unto Isaac Jacob and Esau: and I gave unto Esau mount Seir, to possess it; but Jacob and his children went down into Egypt. واز اردن عبور کرده، به اریحا رسیدید، و مردان اریحا یعنی اموریان و فرزیان و کنعانیان و حتیان و جرجاشیان و حویان و یبوسیان با شما جنگ کردند، و ایشان را به‌دست شما تسلیم نمودم. bible_en_fa I sent Moses also and Aaron, and I plagued Egypt, according to that which I did among them: and afterward I brought you out. و زنبور را پیش شما فرستاده، ایشان، یعنی دوپادشاه اموریان را از حضور شما براندم، نه به شمشیر و نه به کمان شما. bible_en_fa And I brought your fathers out of Egypt: and ye came unto the sea; and the Egyptians pursued after your fathers with chariots and horsemen unto the Red sea. و زمینی که در آن زحمت نکشیدید، و شهرهایی را که بنا ننمودید، به شما دادم که در آنها ساکن می‌باشید و ازتاکستانها و باغات زیتون که نکاشتید، می‌خورید. bible_en_fa And when they cried unto the LORD, he put darkness between you and the Egyptians, and brought the sea upon them, and covered them; and your eyes have seen what I have done in Egypt: and ye dwelt in the wilderness a long season. پس الان از یهوه بترسید، و او را به خلوص و راستی عبادت نمایید، و خدایانی را که پدران شما به آن طرف نهر و در مصر عبادت نمودند ازخود دور کرده، یهوه را عبادت نمایید. bible_en_fa And I brought you into the land of the Amorites, which dwelt on the other side Jordan; and they fought with you: and I gave them into your hand, that ye might possess their land; and I destroyed them from before you. و اگردر نظر شما پسند نیاید که یهوه را عبادت نمایید، پس امروز برای خود اختیار کنید که را عبادت خواهید نمود، خواه خدایانی را که پدران شما که به آن طرف نهر بودند عبادت نمودند، خواه خدایان اموریانی را که شما در زمین ایشان ساکنید، و اما من و خاندان من، یهوه را عبادت خواهیم نمود.» bible_en_fa Then Balak the son of Zippor, king of Moab, arose and warred against Israel, and sent and called Balaam the son of Beor to curse you: آنگاه قوم در جواب گفتند: «حاشا از ما که یهوه را ترک کرده، خدایان غیر را عبادت نماییم. bible_en_fa But I would not hearken unto Balaam; therefore he blessed you still: so I delivered you out of his hand. زیرا که یهوه، خدای ما، اوست که ما و پدران مارا از زمین مصر از خانه بندگی بیرون آورد، و این آیات بزرگ را در نظر ما نمود، و ما را در تمامی راه که رفتیم و در تمامی طوایفی که از میان ایشان گذشتیم، نگاه داشت. bible_en_fa And ye went over Jordan, and came unto Jericho: and the men of Jericho fought against you, the Amorites, and the Perizzites, and the Canaanites, and the Hittites, and the Girgashites, the Hivites, and the Jebusites; and I delivered them into your hand. و یهوه تمامی طوایف، یعنی اموریانی را که در این زمین ساکن بودند ازپیش روی ما بیرون کرد، پس ما نیز یهوه را عبادت خواهیم نمود، زیرا که او خدای ماست.» bible_en_fa And I sent the hornet before you, which drave them out from before you, even the two kings of the Amorites; but not with thy sword, nor with thy bow. پس یوشع به قوم گفت: «نمی توانید یهوه راعبادت کنید زیرا که او خدای قدوس است و اوخدای غیور است که عصیان و گناهان شما رانخواهد آمرزید. bible_en_fa And I have given you a land for which ye did not labour, and cities which ye built not, and ye dwell in them; of the vineyards and oliveyards which ye planted not do ye eat. اگر یهوه را ترک کرده، خدایان غیر را عبادت نمایید، آنگاه او خواهدبرگشت و به شما ضرر رسانیده، بعد از آنکه به شما احسان نموده است، شما را هلاک خواهدکرد.» bible_en_fa Now therefore fear the LORD, and serve him in sincerity and in truth: and put away the gods which your fathers served on the other side of the flood, and in Egypt; and serve ye the LORD. قوم به یوشع گفتند: «نی بلکه یهوه راعبادت خواهیم نمود.» bible_en_fa And if it seem evil unto you to serve the LORD, choose you this day whom ye will serve; whether the gods which your fathers served that were on the other side of the flood, or the gods of the Amorites, in whose land ye dwell: but as for me and my house, we will serve the LORD. یوشع به قوم گفت: «شما برخود شاهد هستید که یهوه را برای خوداختیار نموده‌اید تا او را عبادت کنید.» گفتند: «شاهد هستیم.» bible_en_fa And the people answered and said, God forbid that we should forsake the LORD, to serve other gods; (گفت ): «پس الان خدایان غیررا که در میان شما هستند دور کنید، و دلهای خودرا به یهوه، خدای اسرائیل، مایل سازید.» bible_en_fa For the LORD our God, he it is that brought us up and our fathers out of the land of Egypt, from the house of bondage, and which did those great signs in our sight, and preserved us in all the way wherein we went, and among all the people through whom we passed: قوم به یوشع گفتند: «یهوه خدای خود را عبادت خواهیم نمود و آواز او را اطاعت خواهیم کرد.» bible_en_fa And the LORD drave out from before us all the people, even the Amorites which dwelt in the land: therefore will we also serve the LORD; for he is our God. پس در آن روز یوشع با قوم عهد بست و برای ایشان فریضه و شریعتی در شکیم قرار داد. bible_en_fa And Joshua said unto the people, Ye cannot serve the LORD: for he is an holy God; he is a jealous God; he will not forgive your transgressions nor your sins. ویوشع این سخنان را در کتاب تورات خدا نوشت و سنگی بزرگ گرفته، آن را در آنجا زیر درخت بلوطی که نزد قدس خداوند بود برپا داشت. bible_en_fa If ye forsake the LORD, and serve strange gods, then he will turn and do you hurt, and consume you, after that he hath done you good. ویوشع به تمامی قوم گفت: «اینک این سنگ برای ما شاهد است، زیرا که تمامی سخنان خداوند را که به ما گفت، شنیده است؛ پس برای شما شاهدخواهد بود، مبادا خدای خود را انکار نمایید.» bible_en_fa And the people said unto Joshua, Nay; but we will serve the LORD. پس یوشع، قوم یعنی هر کس را به ملک خودروانه نمود. bible_en_fa And Joshua said unto the people, Ye are witnesses against yourselves that ye have chosen you the LORD, to serve him. And they said, We are witnesses. و بعد از این امور واقع شد که یوشع بن نون، بنده خداوند، چون صد و ده ساله بود، مرد. bible_en_fa Now therefore put away, said he, the strange gods which are among you, and incline your heart unto the LORD God of Israel. و او را در حدود ملک خودش در تمنه سارح که در کوهستان افرایم به طرف شمال کوه جاعش است، دفن کردند. bible_en_fa And the people said unto Joshua, The LORD our God will we serve, and his voice will we obey. و اسرائیل در همه ایام یوشع و همه روزهای مشایخی که بعد از یوشع زنده ماندند وتمام عملی که خداوند برای اسرائیل کرده بوددانستند، خداوند را عبادت نمودند.واستخوانهای یوسف را که بنی‌اسرائیل از مصرآورده بودند در شکیم، در حصه زمینی که یعقوب از بنی حمور، پدر شکیم به صد قسیطه خریده بود، دفن کردند، و آن ملک بنی یوسف شد. bible_en_fa So Joshua made a covenant with the people that day, and set them a statute and an ordinance in Shechem. واستخوانهای یوسف را که بنی‌اسرائیل از مصرآورده بودند در شکیم، در حصه زمینی که یعقوب از بنی حمور، پدر شکیم به صد قسیطه خریده بود، دفن کردند، و آن ملک بنی یوسف شد. bible_en_fa And Joshua wrote these words in the book of the law of God, and took a great stone, and set it up there under an oak, that was by the sanctuary of the LORD. و بعد از وفات یوشع واقع شد که بنی‌اسرائیل از خداوند سوال کرده، گفتند: «کیست که برای ما بر کنعانیان، اول برآید و باایشان جنگ نماید؟» bible_en_fa And Joshua said unto all the people, Behold, this stone shall be a witness unto us; for it hath heard all the words of the LORD which he spake unto us: it shall be therefore a witness unto you, lest ye deny your God. خداوند گفت: «یهودابرآید، اینک زمین را به‌دست او تسلیم کرده‌ام.» bible_en_fa So Joshua let the people depart, every man unto his inheritance. و یهودا به برادر خود شمعون گفت: «به قرعه من همراه من برآی، و با کنعانیان جنگ کنیم، و من نیزهمراه تو به قرعه تو خواهم آمد.» پس شمعون همراه او رفت. bible_en_fa And it came to pass after these things, that Joshua the son of Nun, the servant of the LORD, died, being an hundred and ten years old. و یهودا برآمد، و خداوندکنعانیان و فرزیان را به‌دست ایشان تسلیم نمود، وده هزار نفر از ایشان را در بازق کشتند. bible_en_fa And they buried him in the border of his inheritance in Timnath-serah, which is in mount Ephraim, on the north side of the hill of Gaash. و ادونی بازق را در بازق یافته، با او جنگ کردند، وکنعانیان و فرزیان را شکست دادند. bible_en_fa And Israel served the LORD all the days of Joshua, and all the days of the elders that overlived Joshua, and which had known all the works of the LORD, that he had done for Israel. و ادونی بازق فرار کرد و او را تعاقب نموده، گرفتندش، وشستهای دست و پایش را بریدند. bible_en_fa And the bones of Joseph, which the children of Israel brought up out of Egypt, buried they in Shechem, in a parcel of ground which Jacob bought of the sons of Hamor the father of Shechem for an hundred pieces of silver: and it became the inheritance of the children of Joseph. و ادونی بازق گفت: «هفتاد ملک با شستهای دست و پا بریده زیر سفره من خورده‌ها برمی چیدند، موافق آنچه من کردم خدا به من مکافات رسانیده است.» پس او را به اورشلیم آوردند و در آنجامرد. bible_en_fa And Eleazar the son of Aaron died; and they buried him in a hill that pertained to Phinehas his son, which was given him in mount Ephraim. و بنی یهودا با اورشلیم جنگ کرده، آن راگرفتند، و آن را به دم شمشیر زده، شهر را به آتش سوزانیدند. bible_en_fa Now after the death of Joshua it came to pass, that the children of Israel asked the LORD, saying, Who shall go up for us against the Canaanites first, to fight against them? و بعد از آن بنی یهودا فرود شدند تابا کنعانیانی که در کوهستان و جنوب و بیابان ساکن بودند، جنگ کنند. bible_en_fa And the LORD said, Judah shall go up: behold, I have delivered the land into his hand. و یهودا بر کنعانیانی که در حبرون ساکن بودند برآمد، و اسم حبرون قبل از آن قریه اربع بود، و شیشای و اخیمان وتلمای را کشتند. bible_en_fa And Judah said unto Simeon his brother, Come up with me into my lot, that we may fight against the Canaanites; and I likewise will go with thee into thy lot. So Simeon went with him. و از آنجا بر ساکنان دبیر برآمد و اسم دبیرقبل از آن، قریه سفیر بود. bible_en_fa And Judah went up; and the LORD delivered the Canaanites and the Perizzites into their hand: and they slew of them in Bezek ten thousand men. و کالیب گفت: «آنکه قریه سفیر را زده، فتح نماید، دختر خود عکسه رابه او به زنی خواهم داد.» bible_en_fa And they found Adoni-bezek in Bezek: and they fought against him, and they slew the Canaanites and the Perizzites. و عتنیئیل بن قنازبرادر کوچک کالیب آن را گرفت، پس دختر خودعکسه را به او به زنی داد. bible_en_fa But Adoni-bezek fled; and they pursued after him, and caught him, and cut off his thumbs and his great toes. و چون دختر نزد وی آمد او را ترغیب کرد که از پدرش زمینی طلب کند و آن دختر از الاغ خود پیاده شده، کالیب وی را گفت: «چه می‌خواهی؟» bible_en_fa And Adoni-bezek said, Threescore and ten kings, having their thumbs and their great toes cut off, gathered their meat under my table: as I have done, so God hath requited me. And they brought him to Jerusalem, and there he died. به وی گفت: «مرابرکت ده زیرا که مرا در زمین جنوب ساکن گردانیدی، پس مرا چشمه های آب بده.» وکالیب چشمه های بالا و چشمه های پایین را به اوداد. bible_en_fa Now the children of Judah had fought against Jerusalem, and had taken it, and smitten it with the edge of the sword, and set the city on fire. و پسران قینی پدر زن موسی از شهرنخلستان همراه بنی یهودا به صحرای یهودا که به جنوب عراد است برآمده، رفتند و با قوم ساکن شدند. bible_en_fa And afterward the children of Judah went down to fight against the Canaanites, that dwelt in the mountain, and in the south, and in the valley. و یهودا همراه برادر خود شمعون رفت، و کنعانیانی را که در صفت ساکن بودند، شکست دادند، و آن را خراب کرده، اسم شهر راحرما نامیدند. bible_en_fa And Judah went against the Canaanites that dwelt in Hebron: (now the name of Hebron before was Kirjath-arba:) and they slew Sheshai, and Ahiman, and Talmai. و یهودا غزه و نواحی‌اش واشقلون و نواحی‌اش و عقرون و نواحی‌اش راگرفت. bible_en_fa And from thence he went against the inhabitants of Debir: and the name of Debir before was Kirjath-sepher: و خداوند با یهودا می‌بود، و او اهل کوهستان را بیرون کرد، لیکن ساکنان وادی رانتوانست بیرون کند، زیرا که ارابه های آهنین داشتند. bible_en_fa And Caleb said, He that smiteth Kirjath-sepher, and taketh it, to him will I give Achsah my daughter to wife. و حبرون را برحسب قول موسی به کالیب دادند، و او سه پسر عناق را از آنجا بیرون کرد. bible_en_fa And Othniel the son of Kenaz, Caleb's younger brother, took it: and he gave him Achsah his daughter to wife. و بنی بنیامین یبوسیان را که در اورشلیم ساکن بودند بیرون نکردند، و یبوسیان بابنی بنیامین تا امروز در اورشلیم ساکنند. bible_en_fa And it came to pass, when she came to him, that she moved him to ask of her father a field: and she lighted from off her ass; and Caleb said unto her, What wilt thou? و خاندان یوسف نیز به بیت ئیل برآمدند، وخداوند با ایشان بود. bible_en_fa And she said unto him, Give me a blessing: for thou hast given me a south land; give me also springs of water. And Caleb gave her the upper springs and the nether springs. و خاندان یوسف بیت ئیل را جاسوسی کردند، و نام آن شهر قبل ازآن لوز بود. bible_en_fa And the children of the Kenite, Moses' father in law, went up out of the city of palm trees with the children of Judah into the wilderness of Judah, which lieth in the south of Arad; and they went and dwelt among the people. و کشیکچیان مردی را که از شهربیرون می‌آمد دیده، به وی گفتند: «مدخل شهر رابه ما نشان بده که با تو احسان خواهیم نمود.» bible_en_fa And Judah went with Simeon his brother, and they slew the Canaanites that inhabited Zephath, and utterly destroyed it. And the name of the city was called Hormah. پس مدخل شهر را به ایشان نشان داده، پس شهر را به دم شمشیر زدند، و آن مرد را با تمامی خاندانش رها کردند. bible_en_fa Also Judah took Gaza with the coast thereof, and Askelon with the coast thereof, and Ekron with the coast thereof. و آن مرد به زمین حتیان رفته، شهری بنا نمود و آن را لوز نامید که تا امروزاسمش همان است. bible_en_fa And the LORD was with Judah; and he drave out the inhabitants of the mountain; but could not drive out the inhabitants of the valley, because they had chariots of iron. و منسی اهل بیت‌شان و دهات آن را و اهل تعنک و دهات آن و ساکنان دور و دهات آن وساکنان یبلعام و دهات آن و ساکنان مجدو ودهات آن را بیرون نکرد، و کنعانیان عزیمت داشتند که در آن زمین ساکن باشند. bible_en_fa And they gave Hebron unto Caleb, as Moses said: and he expelled thence the three sons of Anak. و چون اسرائیل قوی شدند، بر کنعانیان جزیه نهادند، لیکن ایشان را تمام بیرون نکردند. bible_en_fa And the children of Benjamin did not drive out the Jebusites that inhabited Jerusalem; but the Jebusites dwell with the children of Benjamin in Jerusalem unto this day. و افرایم کنعانیانی را که در جازر ساکن بودند، بیرون نکرد، پس کنعانیان در میان ایشان درجازر ساکن ماندند. bible_en_fa And the house of Joseph, they also went up against Bethel: and the LORD was with them. و زبولون ساکنان فطرون وساکنان نهلول را بیرون نکرد، پس کنعانیان در میان ایشان ساکن ماندند، و جزیه بر آنها گذارده شد. bible_en_fa And the house of Joseph sent to descry Bethel. (Now the name of the city before was Luz.) و اشیر ساکنان عکو و ساکنان صیدون واحلب و اکزیب و حلبه و عفیق و رحوب را بیرون نکرد. bible_en_fa And the spies saw a man come forth out of the city, and they said unto him, Shew us, we pray thee, the entrance into the city, and we will shew thee mercy. پس اشیریان در میان کنعانیانی که ساکن آن زمین بودند سکونت گرفتند، زیرا که ایشان را بیرون نکردند. bible_en_fa And when he shewed them the entrance into the city, they smote the city with the edge of the sword; but they let go the man and all his family. و نفتالی ساکنان بیت شمس و ساکنان بیت عنات را بیرون نکرد، پس در میان کنعانیانی که ساکن آن زمین بودند، سکونت گرفت. لیکن ساکنان بیت شمس و بیت عنات به ایشان جزیه می‌دادند. bible_en_fa And the man went into the land of the Hittites, and built a city, and called the name thereof Luz: which is the name thereof unto this day. و اموریان بنی دان را به کوهستان مسدودساختند زیرا که نگذاشتند که به بیابان فرود آیند. bible_en_fa Neither did Manasseh drive out the inhabitants of Beth-shean and her towns, nor Taanach and her towns, nor the inhabitants of Dor and her towns, nor the inhabitants of Ibleam and her towns, nor the inhabitants of Megiddo and her towns: but the Canaanites would dwell in that land. پس اموریان عزیمت داشتند که در ایلون وشعلبیم در کوه حارس ساکن باشند، و لیکن چون دست خاندان یوسف قوت گرفت، جزیه برایشان گذارده شد.و حد اموریان از سر بالای عقربیم و از سالع تا بالاتر بود. bible_en_fa And it came to pass, when Israel was strong, that they put the Canaanites to tribute, and did not utterly drive them out. و حد اموریان از سر بالای عقربیم و از سالع تا بالاتر بود. bible_en_fa Neither did Ephraim drive out the Canaanites that dwelt in Gezer; but the Canaanites dwelt in Gezer among them. و فرشته خداوند از جلجال به بوکیم آمده، گفت: «شما را از مصر برآوردم و به زمینی که به پدران شما قسم خوردم داخل کردم، و گفتم عهد خود را با شما تا به ابد نخواهم شکست. bible_en_fa Neither did Zebulun drive out the inhabitants of Kitron, nor the inhabitants of Nahalol; but the Canaanites dwelt among them, and became tributaries. پس شما با ساکنان این زمین عهد مبندید ومذبح های ایشان را بشکنید، لیکن شما سخن مرانشنیدید. این چه‌کار است که کرده‌اید؟ bible_en_fa Neither did Asher drive out the inhabitants of Accho, nor the inhabitants of Zidon, nor of Ahlab, nor of Achzib, nor of Helbah, nor of Aphik, nor of Rehob: لهذا من نیز گفتم ایشان را از حضور شما بیرون نخواهم کرد، و ایشان در کمرهای شما خارها خواهندبود، و خدایان ایشان برای شما دام خواهند بود.» bible_en_fa But the Asherites dwelt among the Canaanites, the inhabitants of the land: for they did not drive them out. و چون فرشته خداوند این سخنان را به تمامی اسرائیل گفت، قوم آواز خود را بلند کرده، گریستند. bible_en_fa Neither did Naphtali drive out the inhabitants of Beth-shemesh, nor the inhabitants of Beth-anath; but he dwelt among the Canaanites, the inhabitants of the land: nevertheless the inhabitants of Beth-shemesh and of Beth-anath became tributaries unto them. و آن مکان را بوکیم نام نهادند، و درآنجا برای خداوند قربانی گذرانیدند. bible_en_fa And the Amorites forced the children of Dan into the mountain: for they would not suffer them to come down to the valley: و چون یوشع قوم را روانه نموده بود، بنی‌اسرائیل هر یکی به ملک خود رفتند تا زمین رابه تصرف آورند. bible_en_fa But the Amorites would dwell in mount Heres in Aijalon, and in Shaalbim: yet the hand of the house of Joseph prevailed, so that they became tributaries. و در تمامی ایام یوشع و تمامی ایام مشایخی که بعد از یوشع زنده ماندند، و همه کارهای بزرگ خداوند را که برای اسرائیل کرده بود، دیدند، قوم، خداوند را عبادت نمودند. bible_en_fa And the coast of the Amorites was from the going up to Akrabbim, from the rock, and upward. ویوشع بن نون، بنده خداوند، چون صد و ده ساله بود، مرد. bible_en_fa And an angel of the LORD came up from Gilgal to Bochim, and said, I made you to go up out of Egypt, and have brought you unto the land which I sware unto your fathers; and I said, I will never break my covenant with you. و او را در حدود ملکش در تمنه حارس در کوهستان افرایم به طرف شمال کوه جاعش دفن کردند. bible_en_fa And ye shall make no league with the inhabitants of this land; ye shall throw down their altars: but ye have not obeyed my voice: why have ye done this? و تمامی آن طبقه نیز به پدران خودپیوستند، و بعد از ایشان طبقه دیگر برخاستند که خداوند و اعمالی را که برای اسرائیل کرده بود، ندانستند. bible_en_fa Wherefore I also said, I will not drive them out from before you; but they shall be as thorns in your sides, and their gods shall be a snare unto you. و بنی‌اسرائیل در نظر خداوند شرارت ورزیدند، و بعلها را عبادت نمودند. bible_en_fa And it came to pass, when the angel of the LORD spake these words unto all the children of Israel, that the people lifted up their voice, and wept. و یهوه خدای پدران خود را که ایشان را از زمین مصربیرون آورده بود، ترک کردند، و خدایان غیر را ازخدایان طوایفی که در اطراف ایشان بودند پیروی نموده، آنها را سجده کردند. و خشم خداوند رابرانگیختند. bible_en_fa And they called the name of that place Bochim: and they sacrificed there unto the LORD. و یهوه را ترک کرده، بعل وعشتاروت را عبادت نمودند. bible_en_fa And when Joshua had let the people go, the children of Israel went every man unto his inheritance to possess the land. پس خشم خداوند بر اسرائیل افروخته شده، ایشان را به‌دست تاراج کنندگان سپرد تا ایشان را غارت نمایند، و ایشان را به‌دست دشمنانی که به اطراف ایشان بودند، فروخت، به حدی که دیگرنتوانستند با دشمنان خود مقاومت نمایند. bible_en_fa And the people served the LORD all the days of Joshua, and all the days of the elders that outlived Joshua, who had seen all the great works of the LORD, that he did for Israel. و به هرجا که بیرون می‌رفتند، دست خداوند برای بدی بر ایشان می‌بود، چنانکه خداوند گفته، و چنانکه خداوند برای ایشان قسم خورده بود و به نهایت تنگی گرفتار شدند. bible_en_fa And Joshua the son of Nun, the servant of the LORD, died, being an hundred and ten years old. و خداوند داوران برانگیزانید که ایشان را ازدست تاراج کنندگان نجات دادند. bible_en_fa And they buried him in the border of his inheritance in Timnath-heres, in the mount of Ephraim, on the north side of the hill Gaash. و باز داوران خود را اطاعت ننمودند، زیرا که در عقب خدایان غیر زناکار شده، آنها را سجده کردند، و از راهی که پدران ایشان سلوک می‌نمودند، و اوامرخداوند را اطاعت می‌کردند، به زودی برگشتند، و مثل ایشان عمل ننمودند. bible_en_fa And also all that generation were gathered unto their fathers: and there arose another generation after them, which knew not the LORD, nor yet the works which he had done for Israel. و چون خداوندبرای ایشان داوران برمی انگیخت خداوند با داورمی بود، و ایشان را در تمام ایام آن داور از دست دشمنان ایشان نجات می‌داد، زیرا که خداوند به‌خاطر ناله‌ای که ایشان از دست ظالمان وستم کنندگان خود برمی آوردند، پشیمان می‌شد. bible_en_fa And the children of Israel did evil in the sight of the LORD, and served Baalim: و واقع می‌شد چون داور وفات یافت که ایشان برمی گشتند و از پدران خود بیشتر فتنه انگیز شده، خدایان غیر را پیروی می‌کردند، و آنها را عبادت نموده، سجده می‌کردند، و از اعمال بد و راههای سرکشی خود چیزی باقی نمی گذاشتند. bible_en_fa And they forsook the LORD God of their fathers, which brought them out of the land of Egypt, and followed other gods, of the gods of the people that were round about them, and bowed themselves unto them, and provoked the LORD to anger. لهذاخشم خداوند بر اسرائیل افروخته شد و گفت: «چونکه این قوم از عهدی که با پدران ایشان امرفرمودم، تجاوز نموده، آواز مرا نشنیدند، bible_en_fa And they forsook the LORD, and served Baal and Ashtaroth. من نیز هیچ‌یک از امتها را که یوشع وقت وفاتش واگذاشت، از حضور ایشان دیگر بیرون نخواهم نمود. bible_en_fa And the anger of the LORD was hot against Israel, and he delivered them into the hands of spoilers that spoiled them, and he sold them into the hands of their enemies round about, so that they could not any longer stand before their enemies. تا اسرائیل را به آنها بیازمایم که آیاطریق خداوند را نگهداشته، چنانکه پدران ایشان نگهداشتند، در آن سلوک خواهند نمود یا نه.»پس خداوند آن طوایف را واگذاشته، به‌سرعت بیرون نکرد و آنها را به‌دست یوشع تسلیم ننمود. bible_en_fa Whithersoever they went out, the hand of the LORD was against them for evil, as the LORD had said, and as the LORD had sworn unto them: and they were greatly distressed. پس خداوند آن طوایف را واگذاشته، به‌سرعت بیرون نکرد و آنها را به‌دست یوشع تسلیم ننمود. bible_en_fa Nevertheless the LORD raised up judges, which delivered them out of the hand of those that spoiled them. پس اینانند طوایفی که خداوند واگذاشت تا به واسطه آنها اسرائیل را بیازماید، یعنی جمیع آنانی که همه جنگهای کنعان را ندانسته بودند. bible_en_fa And yet they would not hearken unto their judges, but they went a whoring after other gods, and bowed themselves unto them: they turned quickly out of the way which their fathers walked in, obeying the commandments of the LORD; but they did not so. تا طبقات بنی‌اسرائیل دانشمند شوند وجنگ را به ایشان تعلیم دهد، یعنی آنانی که آن راپیشتر به هیچ وجه نمی دانستند. bible_en_fa And when the LORD raised them up judges, then the LORD was with the judge, and delivered them out of the hand of their enemies all the days of the judge: for it repented the LORD because of their groanings by reason of them that oppressed them and vexed them. پنج سردارفلسطینیان و جمیع کنعانیان و صیدونیان و حویان که در کوهستان لبنان از کوه بعل حرمون تا مدخل حمات ساکن بودند. bible_en_fa And it came to pass, when the judge was dead, that they returned, and corrupted themselves more than their fathers, in following other gods to serve them, and to bow down unto them; they ceased not from their own doings, nor from their stubborn way. و اینها برای آزمایش بنی‌اسرائیل بودند، تا معلوم شود که آیا احکام خداوند را که به واسطه موسی به پدران ایشان امرفرموده بود، اطاعت خواهند کرد یا نه. bible_en_fa And the anger of the LORD was hot against Israel; and he said, Because that this people hath transgressed my covenant which I commanded their fathers, and have not hearkened unto my voice; پس بنی‌اسرائیل در میان کنعانیان و حتیان و اموریان وفرزیان و حویان و یبوسیان ساکن می‌بودند. bible_en_fa I also will not henceforth drive out any from before them of the nations which Joshua left when he died: دختران ایشان را برای خود به زنی می‌گرفتند، ودختران خود را به پسران ایشان می‌دادند، وخدایان آنها را عبادت می‌نمودند. bible_en_fa That through them I may prove Israel, whether they will keep the way of the LORD to walk therein, as their fathers did keep it, or not. و بنی‌اسرائیل آنچه در نظر خداوند ناپسندبود، کردند، و یهوه خدای خود را فراموش نموده، بعلها و بتها را عبادت کردند. bible_en_fa Therefore the LORD left those nations, without driving them out hastily; neither delivered he them into the hand of Joshua. و غضب خداوند بر اسرائیل افروخته شده، ایشان را به‌دست کوشان رشعتایم، پادشاه ارام نهرین، فروخت، و بنی‌اسرائیل کوشان رشعتایم را هشت سال بندگی کردند. bible_en_fa Now these are the nations which the LORD left, to prove Israel by them, even as many of Israel as had not known all the wars of Canaan; و چون بنی‌اسرائیل نزدخداوند فریاد کردند، خداوند برای بنی‌اسرائیل نجات‌دهنده‌ای یعنی عتنئیل بن قناز برادر کوچک کالیب را برپا داشت، و او ایشان را نجات داد. bible_en_fa Only that the generations of the children of Israel might know, to teach them war, at the least such as before knew nothing thereof; وروح خداوند بر او نازل شد پس بنی‌اسرائیل راداوری کرد، و برای جنگ بیرون رفت، و خداوندکوشان رشعتایم، پادشاه ارام را به‌دست او تسلیم کرد، و دستش بر کوشان رشعتایم مستولی گشت. bible_en_fa Namely, five lords of the Philistines, and all the Canaanites, and the Sidonians, and the Hivites that dwelt in mount Lebanon, from mount Baal-hermon unto the entering in of Hamath. و زمین چهل سال آرامی یافت. پس عتنئیل بن قناز مرد. bible_en_fa And they were to prove Israel by them, to know whether they would hearken unto the commandments of the LORD, which he commanded their fathers by the hand of Moses. و بنی‌اسرائیل بار دیگر در نظر خداوندبدی کردند، و خداوند عجلون، پادشاه موآب رابر اسرائیل مستولی ساخت، زیرا که در نظرخداوند شرارت ورزیده بودند. bible_en_fa And the children of Israel dwelt among the Canaanites, Hittites, and Amorites, and Perizzites, and Hivites, and Jebusites: و او بنی عمون و عمالیق را نزد خود جمع کرده، آمد، وبنی‌اسرائیل را شکست داد، و ایشان شهرنخلستان را گرفتند. bible_en_fa And they took their daughters to be their wives, and gave their daughters to their sons, and served their gods. و بنی‌اسرائیل عجلون، پادشاه موآب را هجده سال بندگی کردند. bible_en_fa And the children of Israel did evil in the sight of the LORD, and forgat the LORD their God, and served Baalim and the groves. و چون بنی‌اسرائیل نزد خداوند فریادبرآوردند، خداوند برای ایشان نجات‌دهنده‌ای یعنی‌ایهود بن جیرای بنیامینی را که مردچپ دستی بود، برپا داشت، و بنی‌اسرائیل به‌دست او برای عجلون، پادشاه موآب، ارمغانی فرستادند. bible_en_fa Therefore the anger of the LORD was hot against Israel, and he sold them into the hand of Chushan-rishathaim king of Mesopotamia: and the children of Israel served Chushan-rishathaim eight years. و ایهود خنجر دودمی که طولش یک ذراع بود، برای خود ساخت و آن را در زیرجامه بر ران راست خود بست. bible_en_fa And when the children of Israel cried unto the LORD, the LORD raised up a deliverer to the children of Israel, who delivered them, even Othniel the son of Kenaz, Caleb's younger brother. و ارمغان را نزدعجلون، پادشاه موآب عرضه داشت. و عجلون مرد بسیار فربهی بود. bible_en_fa And the Spirit of the LORD came upon him, and he judged Israel, and went out to war: and the LORD delivered Chushan-rishathaim king of Mesopotamia into his hand; and his hand prevailed against Chushan-rishathaim. و چون از عرضه داشتن ارمغان فارغ شد، آنانی را که ارمغان را آورده بودند، روانه نمود. bible_en_fa And the land had rest forty years. And Othniel the son of Kenaz died. و خودش از معدنهای سنگ که نزد جلجال بود، برگشته، گفت: «ای پادشاه سخنی مخفی برای تو دارم.» گفت: «ساکت باش.» و جمیع حاضران از پیش او بیرون رفتند. bible_en_fa And the children of Israel did evil again in the sight of the LORD: and the LORD strengthened Eglon the king of Moab against Israel, because they had done evil in the sight of the LORD. و ایهود نزد وی داخل شد و او بتنهایی در بالاخانه تابستانی خود می‌نشست. ایهود گفت: «کلامی از خدا برای تو دارم.» پس از کرسی خودبرخاست. bible_en_fa And he gathered unto him the children of Ammon and Amalek, and went and smote Israel, and possessed the city of palm trees. و ایهود دست چپ خود را دراز کرده، خنجر را از ران راست خویش کشید و آن را در شکمش فرو برد. bible_en_fa So the children of Israel served Eglon the king of Moab eighteen years. و دسته آن با تیغه‌اش نیز فرو رفت و پیه، تیغه را پوشانید زیرا که خنجررا از شکمش بیرون نکشید و به فضلات رسید. bible_en_fa But when the children of Israel cried unto the LORD, the LORD raised them up a deliverer, Ehud the son of Gera, a Benjamite, a man lefthanded: and by him the children of Israel sent a present unto Eglon the king of Moab. و ایهود به دهلیز بیرون رفته، درهای بالاخانه رابر وی بسته، قفل کرد. bible_en_fa But Ehud made him a dagger which had two edges, of a cubit length; and he did gird it under his raiment upon his right thigh. و چون او رفته بود، نوکرانش آمده، دیدندکه اینک درهای بالاخانه قفل است. گفتند، یقین پایهای خود را در غرفه تابستانی می‌پوشاند. bible_en_fa And he brought the present unto Eglon king of Moab: and Eglon was a very fat man. وانتظار کشیدند تا خجل شدند، و چون او درهای بالاخانه را نگشود پس کلید را گرفته، آن را بازکردند، و اینک آقای ایشان بر زمین مرده افتاده بود. bible_en_fa And when he had made an end to offer the present, he sent away the people that bare the present. و چون ایشان معطل می‌شدند، ایهود به دررفت و از معدنهای سنگ گذشته، به سعیرت به سلامت رسید. bible_en_fa But he himself turned again from the quarries that were by Gilgal, and said, I have a secret errand unto thee, O king: who said, Keep silence. And all that stood by him went out from him. و چون داخل آنجا شد کرنا رادر کوهستان افرایم نواخت و بنی‌اسرائیل همراهش از کوه به زیر آمدند، و او پیش روی ایشان بود. bible_en_fa And Ehud came unto him; and he was sitting in a summer parlour, which he had for himself alone. And Ehud said, I have a message from God unto thee. And he arose out of his seat. و به ایشان گفت: «از عقب من بیاییدزیرا خداوند، موآبیان، دشمنان شما را به‌دست شما تسلیم کرده است.» پس از عقب او فرودشده، معبرهای اردن را پیش روی موآبیان گرفتند، و نگذاشتند که احدی عبور کند. bible_en_fa And Ehud put forth his left hand, and took the dagger from his right thigh, and thrust it into his belly: و درآن وقت به قدر ده هزار نفر از موآبیان را، یعنی هرزورآور و مرد جنگی را کشتند و کسی رهایی نیافت. bible_en_fa And the haft also went in after the blade; and the fat closed upon the blade, so that he could not draw the dagger out of his belly; and the dirt came out. و در آن روز موآبیان زیر دست اسرائیل ذلیل شدند، و زمین هشتاد سال آرامی یافت.و بعد از او شمجر بن عنات بود که ششصدنفر از فلسطینیان را با چوب گاورانی کشت، و اونیز اسرائیل را نجات داد. bible_en_fa Then Ehud went forth through the porch, and shut the doors of the parlour upon him, and locked them. و بعد از او شمجر بن عنات بود که ششصدنفر از فلسطینیان را با چوب گاورانی کشت، و اونیز اسرائیل را نجات داد. bible_en_fa When he was gone out, his servants came; and when they saw that, behold, the doors of the parlour were locked, they said, Surely he covereth his feet in his summer chamber. و بنی‌اسرائیل بعد از وفات ایهود بار دیگردر نظر خداوند شرارت ورزیدند. bible_en_fa And they tarried till they were ashamed: and, behold, he opened not the doors of the parlour; therefore they took a key, and opened them: and, behold, their lord was fallen down dead on the earth. وخداوند ایشان را به‌دست یابین، پادشاه کنعان، که در حاصور سلطنت می‌کرد، فروخت، و سردارلشکرش سیسرا بود که در حروشت امتهاسکونت داشت. bible_en_fa And Ehud escaped while they tarried, and passed beyond the quarries, and escaped unto Seirath. و بنی‌اسرائیل نزد خداوندفریاد کردند، زیرا که او را نهصد ارابه آهنین بود وبر بنی‌اسرائیل بیست سال بسیار ظلم می‌کرد. bible_en_fa And it came to pass, when he was come, that he blew a trumpet in the mountain of Ephraim, and the children of Israel went down with him from the mount, and he before them. و در آن زمان دبوره نبیه زن لفیدوت اسرائیل را داوری می‌نمود. bible_en_fa And he said unto them, Follow after me: for the LORD hath delivered your enemies the Moabites into your hand. And they went down after him, and took the fords of Jordan toward Moab, and suffered not a man to pass over. و او زیر نخل دبوره که درمیان رامه و بیت ئیل در کوهستان افرایم بود، می‌نشست، و بنی‌اسرائیل به جهت داوری نزدوی می‌آمدند. bible_en_fa And they slew of Moab at that time about ten thousand men, all lusty, and all men of valour; and there escaped not a man. پس او فرستاده، باراق بن ابینوعم را از قادش نفتالی طلبید و به وی گفت: «آیا یهوه، خدای اسرائیل، امر نفرموده است که برو و به کوه تابور رهنمایی کن، و ده هزار نفر از بنی نفتالی وبنی زبولون را همراه خود بگیر؟ bible_en_fa So Moab was subdued that day under the hand of Israel. And the land had rest fourscore years. و سیسرا، سردار لشکر یابین را با ارابه‌ها و لشکرش به نهرقیشون نزد تو کشیده، او را به‌دست تو تسلیم خواهم کرد.» bible_en_fa And after him was Shamgar the son of Anath, which slew of the Philistines six hundred men with an ox goad: and he also delivered Israel. باراق وی را گفت: «اگر همراه من بیایی می‌روم و اگر همراه من نیایی نمی روم.» bible_en_fa And the children of Israel again did evil in the sight of the LORD, when Ehud was dead. گفت: «البته همراه تو می‌آیم، لیکن این سفر که می‌روی برای تو اکرام نخواهد بود، زیرا خداوندسیسرا را به‌دست زنی خواهد فروخت.» پس دبوره برخاسته، همراه باراق به قادش رفت. bible_en_fa And the LORD sold them into the hand of Jabin king of Canaan, that reigned in Hazor; the captain of whose host was Sisera, which dwelt in Harosheth of the Gentiles. وباراق، زبولون و نفتالی را به قادش جمع کرد وده هزار نفر در رکاب او رفتند، و دبوره همراهش برآمد. bible_en_fa And the children of Israel cried unto the LORD: for he had nine hundred chariots of iron; and twenty years he mightily oppressed the children of Israel. و حابر قینی خود را از قینیان یعنی ازبنی حوباب برادر زن موسی جدا کرده خیمه خویش را نزد درخت بلوط در صعنایم که نزد قادش است، برپا داشت. bible_en_fa And Deborah, a prophetess, the wife of Lapidoth, she judged Israel at that time. و به سیسرا خبر دادند که باراق بن ابینوعم به کوه تابور برآمده است. bible_en_fa And she dwelt under the palm tree of Deborah between Ramah and Bethel in mount Ephraim: and the children of Israel came up to her for judgment. پس سیسرا همه ارابه هایش، یعنی نهصد ارابه آهنین و جمیع مردانی را که همراه وی بودند از حروشت امتها تانهر قیشون جمع کرد. bible_en_fa And she sent and called Barak the son of Abinoam out of Kedesh-naphtali, and said unto him, Hath not the LORD God of Israel commanded, saying, Go and draw toward mount Tabor, and take with thee ten thousand men of the children of Naphtali and of the children of Zebulun? و دبوره به باراق گفت: «برخیز، این است روزی که خداوند سیسرا را به‌دست تو تسلیم خواهد نمود، آیا خداوند پیش روی تو بیرون نرفته است؟» پس باراق از کوه تابور به زیر آمد و ده هزار نفر از عقب وی. bible_en_fa And I will draw unto thee to the river Kishon Sisera, the captain of Jabin's army, with his chariots and his multitude; and I will deliver him into thine hand. وخداوند سیسرا و تمامی ارابه‌ها و تمامی لشکرش را به دم شمشیر پیش باراق منهزم ساخت، وسیسرا از ارابه خود به زیر آمده، پیاده فرار کرد. bible_en_fa And Barak said unto her, If thou wilt go with me, then I will go: but if thou wilt not go with me, then I will not go. و باراق ارابه‌ها و لشکر را تا حروشت امتهاتعاقب نمود، و جمیع لشکر سیسرا به دم شمشیرافتادند، به حدی که کسی باقی نماند. bible_en_fa And she said, I will surely go with thee: notwithstanding the journey that thou takest shall not be for thine honour; for the LORD shall sell Sisera into the hand of a woman. And Deborah arose, and went with Barak to Kedesh. و سیسرا به چادر یاعیل، زن حابر قینی، پیاده فرار کرد، زیرا که در میان یابین، پادشاه حاصور، و خاندان حابرقینی صلح بود. bible_en_fa And Barak called Zebulun and Naphtali to Kedesh; and he went up with ten thousand men at his feet: and Deborah went up with him. ویاعیل به استقبال سیسرا بیرون آمده، وی را گفت: «برگرد‌ای آقای من؛ به سوی من برگرد، bible_en_fa Now Heber the Kenite, which was of the children of Hobab the father in law of Moses, had severed himself from the Kenites, and pitched his tent unto the plain of Zaanaim, which is by Kedesh. ومترس.» پس به سوی وی به چادر برگشت و او رابه لحافی پوشانید. و او وی را گفت: «جرعه‌ای آب به من بنوشان، زیرا که تشنه هستم.» پس مشک شیر را باز کرده، به وی نوشانید و او راپوشانید. bible_en_fa And they shewed Sisera that Barak the son of Abinoam was gone up to mount Tabor. او وی را گفت: «به در چادر بایست واگر کسی بیاید و از تو سوال کرده، بگوید که آیاکسی در اینجاست، بگو نی.» bible_en_fa And Sisera gathered together all his chariots, even nine hundred chariots of iron, and all the people that were with him, from Harosheth of the Gentiles unto the river of Kishon. و یاعیل زن حابرمیخ چادر را برداشت، و چکشی به‌دست گرفته، نزد وی به آهستگی آمده، میخ را به شقیقه اش کوبید، چنانکه به زمین فرو رفت، زیرا که او ازخستگی در خواب سنگین بود و بمرد. bible_en_fa And Deborah said unto Barak, Up; for this is the day in which the LORD hath delivered Sisera into thine hand: is not the LORD gone out before thee? So Barak went down from mount Tabor, and ten thousand men after him. و اینک باراق سیسرا را تعاقب نمود و یاعیل به استقبالش بیرون آمده، وی را گفت: «بیا تا کسی را که می‌جویی تو را نشان بدهم.» پس نزد وی داخل شد و اینک سیسرا مرده افتاده، و میخ درشقیقه‌اش بود. bible_en_fa And the LORD discomfited Sisera, and all his chariots, and all his host, with the edge of the sword before Barak; so that Sisera lighted down off his chariot, and fled away on his feet. پس در آن روز خدا یابین، پادشاه کنعان راپیش بنی‌اسرائیل ذلیل ساخت.و دست بنی‌اسرائیل بر یابین پادشاه کنعان زیاده و زیاده استیلا می‌یافت تا یابین، پادشاه کنعان را هلاک ساختند. bible_en_fa But Barak pursued after the chariots, and after the host, unto Harosheth of the Gentiles: and all the host of Sisera fell upon the edge of the sword; and there was not a man left. و دست بنی‌اسرائیل بر یابین پادشاه کنعان زیاده و زیاده استیلا می‌یافت تا یابین، پادشاه کنعان را هلاک ساختند. bible_en_fa Howbeit Sisera fled away on his feet to the tent of Jael the wife of Heber the Kenite: for there was peace between Jabin the king of Hazor and the house of Heber the Kenite. و در آن روز دبوره و باراق بن ابینوعم سرودخوانده، گفتند: bible_en_fa And Jael went out to meet Sisera, and said unto him, Turn in, my lord, turn in to me; fear not. And when he had turned in unto her into the tent, she covered him with a mantle. «چونکه پیش روان در اسرائیل پیشروی کردند، چونکه قوم نفوس خود را به ارادت تسلیم نمودند، خداوند را متبارک بخوانید. bible_en_fa And he said unto her, Give me, I pray thee, a little water to drink; for I am thirsty. And she opened a bottle of milk, and gave him drink, and covered him. ‌ای پادشاهان بشنوید! ای زورآوران گوش دهید! من خود برای خداوند خواهم سرایید. برای یهوه خدای اسرائیل سرود خواهم خواند. bible_en_fa Again he said unto her, Stand in the door of the tent, and it shall be, when any man doth come and inquire of thee, and say, Is there any man here? that thou shalt say, No. ‌ای خداوند وقتی که از سعیر بیرون آمدی، وقتی که از صحرای ادوم خرامیدی، زمین متزلزل شد و آسمان نیز قطره‌ها ریخت. و ابرها هم آبهابارانید. bible_en_fa Then Jael Heber's wife took a nail of the tent, and took an hammer in her hand, and went softly unto him, and smote the nail into his temples, and fastened it into the ground: for he was fast asleep and weary. So he died. کوهها از حضور خداوند لرزان شد و این سینا ازحضور یهوه، خدای اسرائیل. bible_en_fa And, behold, as Barak pursued Sisera, Jael came out to meet him, and said unto him, Come, and I will shew thee the man whom thou seekest. And when he came into her tent, behold, Sisera lay dead, and the nail was in his temples. در ایام شمجر بن عنات، در ایام یاعیل شاهراههاترک شده بود، و مسافران از راههای غیرمتعارف می رفتند. bible_en_fa So God subdued on that day Jabin the king of Canaan before the children of Israel. حاکمان در اسرائیل نایاب و نابود شدند، تا من، دبوره، برخاستم، در اسرائیل، مادر برخاستم. bible_en_fa And the hand of the children of Israel prospered, and prevailed against Jabin the king of Canaan, until they had destroyed Jabin king of Canaan. خدایان جدید را اختیار کردند. پس جنگ دردروازه‌ها رسید. در میان چهل هزار نفر دراسرائیل، سپری و نیزه‌ای پیدا نشد. bible_en_fa Then sang Deborah and Barak the son of Abinoam on that day, saying, قلب من به حاکمان اسرائیل مایل است، که خودرا در میان قوم به ارادت تسلیم نمودند. خداوند رامتبارک بخوانید. bible_en_fa Praise ye the LORD for the avenging of Israel, when the people willingly offered themselves. ‌ای شما که بر الاغهای سفید سوارید و برمسندها می‌نشینید، و بر طریق سالک هستید، این را بیان کنید. bible_en_fa Hear, O ye kings; give ear, O ye princes; I, even I, will sing unto the LORD; I will sing praise to the LORD God of Israel. دور از آواز تیراندازان، نزد حوضهای آب درآنجا اعمال عادله خداوند را بیان می‌کنند، یعنی احکام عادله او را در حکومت اسرائیل. آنگاه قوم خداوند به دروازه‌ها فرود می‌آیند. bible_en_fa LORD, when thou wentest out of Seir, when thou marchedst out of the field of Edom, the earth trembled, and the heavens dropped, the clouds also dropped water. بیدار شو بیدار شو‌ای دبوره. بیدار شو بیدارشو و سرود بخوان. برخیز‌ای باراق و‌ای پسرابینوعم، اسیران خود را به اسیری ببر. bible_en_fa The mountains melted from before the LORD, even that Sinai from before the LORD God of Israel. آنگاه جماعت قلیل بر بزرگان قوم تسلطیافتند. و خداوند مرا بر جباران مسلط ساخت. bible_en_fa In the days of Shamgar the son of Anath, in the days of Jael, the highways were unoccupied, and the travellers walked through byways. از افرایم آمدند، آنانی که مقر ایشان در عمالیق است. در عقب تو بنیامین با قومهای تو، و از ماکیرداوران آمدند. و از زبولون آنانی که عصای صف آرا را به‌دست می‌گیرند. bible_en_fa The inhabitants of the villages ceased, they ceased in Israel, until that I Deborah arose, that I arose a mother in Israel. و سروران یساکار همراه دبوره بودند. چنانکه باراق بود همچنان یساکار نیز بود. در عقب او به وادی هجوم آوردند. فکرهای دل نزد شعوب روبین عظیم بود. bible_en_fa They chose new gods; then was war in the gates: was there a shield or spear seen among forty thousand in Israel? چرا در میان آغلها نشستی. آیا تا نی گله‌ها رابشنوی؟ مباحثات دل، نزد شعوب روبین عظیم بود. bible_en_fa My heart is toward the governors of Israel, that offered themselves willingly among the people. Bless ye the LORD. جلعاد به آن طرف اردن ساکن ماند. و دان چرانزد کشتیها درنگ نمود. اشیر به کناره دریانشست. و نزد خلیجهای خود ساکن ماند. bible_en_fa Speak, ye that ride on white asses, ye that sit in judgment, and walk by the way. و زبولون قومی بودند که جان خود را به خطرموت تسلیم نمودند. و نفتالی نیز در بلندیهای میدان. bible_en_fa They that are delivered from the noise of archers in the places of drawing water, there shall they rehearse the righteous acts of the LORD, even the righteous acts toward the inhabitants of his villages in Israel: then shall the people of the LORD go down to the gates. پادشاهان آمده، جنگ کردند. آنگاه پادشاهان کنعان مقاتله نمودند. در تعنک نزد آبهای مجدو. و هیچ منفعت نقره نبردند. bible_en_fa Awake, awake, Deborah: awake, awake, utter a song: arise, Barak, and lead thy captivity captive, thou son of Abinoam. از آسمان جنگ کردند. ستارگان از منازل خودبا سیسرا جنگ کردند. bible_en_fa Then he made him that remaineth have dominion over the nobles among the people: the LORD made me have dominion over the mighty. نهر قیشون ایشان را در ربود. آن نهر قدیم یعنی نهر قیشون. ای جان من قوت را پایمال نمودی. bible_en_fa Out of Ephraim was there a root of them against Amalek; after thee, Benjamin, among thy people; out of Machir came down governors, and out of Zebulun they that handle the pen of the writer. آنگاه اسبان، زمین را پازدن گرفتند. به‌سبب تاختن یعنی تاختن زورآوران ایشان. bible_en_fa And the princes of Issachar were with Deborah; even Issachar, and also Barak: he was sent on foot into the valley. For the divisions of Reuben there were great thoughts of heart. فرشته خداوند می‌گوید میروز را لعنت کنید، ساکنانش را به سختی لعنت کنید، زیرا که به امدادخداوند نیامدند تا خداوند را در میان جباران اعانت نمایند. bible_en_fa Why abodest thou among the sheepfolds, to hear the bleatings of the flocks? For the divisions of Reuben there were great searchings of heart. یاعیل، زن حابرقینی، از سایر زنان مبارک باد! از زنان چادرنشین مبارک باد! bible_en_fa Gilead abode beyond Jordan: and why did Dan remain in ships? Asher continued on the sea shore, and abode in his breaches. او آب خواست و شیر به وی داد، و سرشیر رادر ظرف ملوکانه پیش آورد. bible_en_fa Zebulun and Naphtali were a people that jeoparded their lives unto the death in the high places of the field. دست خود را به میخ دراز کرد، و دست راست خود را به چکش عمله. و به چکش سیسرا را زده، سرش را سفت. و شقیقه او را شکافت و فرودوخت. bible_en_fa The kings came and fought, then fought the kings of Canaan in Taanach by the waters of Megiddo; they took no gain of money. نزد پایهایش خم شده، افتاد و دراز شد. نزدپایهایش خم شده، افتاد. جایی که خم شد درآنجا کشته افتاد. bible_en_fa They fought from heaven; the stars in their courses fought against Sisera. از دریچه نگریست و نعره زد، مادر سیسرا از شبکه (نعره زد): چرا ارابه‌اش در‌آمدن تاخیرمی کند؟ و چرا چرخهای ارابه هایش توقف می‌نماید؟ bible_en_fa The river of Kishon swept them away, that ancient river, the river Kishon. O my soul, thou hast trodden down strength. خاتونهای دانشمندش در جواب وی گفتند. لیکن او سخنان خود را به خود تکرار کرد. bible_en_fa Then were the horsehoofs broken by the means of the pransings, the pransings of their mighty ones. آیا غنیمت را نیافته، و تقسیم نمی کنند؟ یک دختر دو دختر برای هر مرد. و برای سیسراغنیمت رختهای رنگارنگ، غنیمت رختهای رنگارنگ قلابدوزی، رخت رنگارنگ قلابدوزی دورو. بر گردنهای اسیران.همچنین‌ای خداوند جمیع دشمنانت هلاک شوند. و اما محبان او مثل آفتاب باشند، وقتی که در قوتش طلوع می‌کند.»و زمین چهل سال آرامی یافت. bible_en_fa Curse ye Meroz, said the angel of the LORD, curse ye bitterly the inhabitants thereof; because they came not to the help of the LORD, to the help of the LORD against the mighty. همچنین‌ای خداوند جمیع دشمنانت هلاک شوند. و اما محبان او مثل آفتاب باشند، وقتی که در قوتش طلوع می‌کند.»و زمین چهل سال آرامی یافت. bible_en_fa Blessed above women shall Jael the wife of Heber the Kenite be, blessed shall she be above women in the tent. و بنی‌اسرائیل در نظر خداوند شرارت ورزیدند. پس خداوند ایشان را به‌دست مدیان هفت سال تسلیم نمود. bible_en_fa He asked water, and she gave him milk; she brought forth butter in a lordly dish. و دست مدیان براسرائیل استیلا یافت، و به‌سبب مدیان بنی‌اسرائیل شکافها و مغاره‌ها و ملاذها را که درکوهها می‌باشند، برای خود ساختند. bible_en_fa She put her hand to the nail, and her right hand to the workmen's hammer; and with the hammer she smote Sisera, she smote off his head, when she had pierced and stricken through his temples. و چون اسرائیل زراعت می‌کردند، مدیان و عمالیق وبنی مشرق آمده، بر ایشان هجوم می‌آوردند. bible_en_fa At her feet he bowed, he fell, he lay down: at her feet he bowed, he fell: where he bowed, there he fell down dead. وبر ایشان اردو زده، محصول زمین را تا به غزه خراب کردند، و در اسرائیل آذوقه و گوسفند وگاو و الاغ باقی نگذاشتند. bible_en_fa The mother of Sisera looked out at a window, and cried through the lattice, Why is his chariot so long in coming? why tarry the wheels of his chariots? زیرا که ایشان بامواشی و خیمه های خود برآمده، مثل ملخ بی‌شمار بودند، و ایشان و شتران ایشان را حسابی نبود و به جهت خراب ساختن زمین داخل شدند. bible_en_fa Her wise ladies answered her, yea, she returned answer to herself, و چون اسرائیل به‌سبب مدیان بسیار ذلیل شدند، بنی‌اسرائیل نزد خداوند فریاد برآوردند. bible_en_fa Have they not sped? have they not divided the prey; to every man a damsel or two; to Sisera a prey of divers colours, a prey of divers colours of needlework, of divers colours of needlework on both sides, meet for the necks of them that take the spoil? و واقع شد چون بنی‌اسرائیل از دست مدیان نزد خداوند استغاثه نمودند، bible_en_fa So let all thine enemies perish, O LORD: but let them that love him be as the sun when he goeth forth in his might. And the land had rest forty years. که خداوند نبی‌ای برای بنی‌اسرائیل فرستاد، و او به ایشان گفت: «یهوه خدای اسرائیل چنین می‌گوید: من شما رااز مصر برآوردم و شما را از خانه بندگی بیرون آوردم، bible_en_fa And the children of Israel did evil in the sight of the LORD: and the LORD delivered them into the hand of Midian seven years. و شما را از دست مصریان و از دست جمیع ستمکاران شما رهایی دادم، و اینان را ازحضور شما بیرون کرده، زمین ایشان را به شمادادم. bible_en_fa And the hand of Midian prevailed against Israel: and because of the Midianites the children of Israel made them the dens which are in the mountains, and caves, and strong holds. و به شما گفتم، من، یهوه، خدای شماهستم. از خدایان اموریانی که در زمین ایشان ساکنید، مترسید لیکن آواز مرا نشنیدید.» bible_en_fa And so it was, when Israel had sown, that the Midianites came up, and the Amalekites, and the children of the east, even they came up against them; و فرشته خداوند آمده، زیر درخت بلوطی که در عفره است که مال یوآش ابیعزری بود، نشست و پسرش جدعون گندم رادر چرخشت می‌کوبید تا آن را از مدیان پنهان کند. bible_en_fa And they encamped against them, and destroyed the increase of the earth, till thou come unto Gaza, and left no sustenance for Israel, neither sheep, nor ox, nor ass. پس فرشته خداوند بر او ظاهر شده، وی را گفت: «ای مرد زورآور، یهوه با تو است.» bible_en_fa For they came up with their cattle and their tents, and they came as grasshoppers for multitude; for both they and their camels were without number: and they entered into the land to destroy it. جدعون وی راگفت: «آه‌ای خداوند من، اگر یهوه با ماست پس چرا این همه بر ما واقع شده است، و کجاست جمیع اعمال عجیب او که پدران ما برای ما ذکرکرده، و گفته‌اند که آیا خداوند ما را از مصر بیرون نیاورد، لیکن الان خداوند ما را ترک کرده، و به‌دست مدیان تسلیم نموده است.» bible_en_fa And Israel was greatly impoverished because of the Midianites; and the children of Israel cried unto the LORD. آنگاه یهوه بروی نظر کرده، گفت: «به این قوت خود برو واسرائیل را از دست مدیان رهایی ده، آیا من تو رانفرستادم.» bible_en_fa And it came to pass, when the children of Israel cried unto the LORD because of the Midianites, او در جواب وی گفت: «آه‌ای خداوند چگونه اسرائیل را رهایی دهم، اینک خاندان من در منسی ذلیل تر از همه است و من درخانه پدرم کوچکترین هستم.» bible_en_fa That the LORD sent a prophet unto the children of Israel, which said unto them, Thus saith the LORD God of Israel, I brought you up from Egypt, and brought you forth out of the house of bondage; خداوند وی راگفت: «یقین من با تو خواهم بود و مدیان را مثل یک نفر شکست خواهی داد.» bible_en_fa And I delivered you out of the hand of the Egyptians, and out of the hand of all that oppressed you, and drave them out from before you, and gave you their land; او وی را گفت: «اگر الان در نظر تو فیض یافتم، پس آیتی به من بنما که تو هستی آنکه با من حرف می‌زنی. bible_en_fa And I said unto you, I am the LORD your God; fear not the gods of the Amorites, in whose land ye dwell: but ye have not obeyed my voice. پس خواهش دارم که از اینجا نروی تا نزد تو برگردم، و هدیه خود را آورده، به حضور تو بگذرانم.» گفت: «من می‌مانم تا برگردی.» bible_en_fa And there came an angel of the LORD, and sat under an oak which was in Ophrah, that pertained unto Joash the Abi-ezrite: and his son Gideon threshed wheat by the winepress, to hide it from the Midianites. پس جدعون رفت و بزغاله‌ای را باقرصهای نان فطیر از یک ایفه آرد نرم حاضرساخت، و گوشت را در سبدی و آب گوشت را درکاسه‌ای گذاشته، آن را نزد وی، زیر درخت بلوطآورد و پیش وی نهاد. bible_en_fa And the angel of the LORD appeared unto him, and said unto him, The LORD is with thee, thou mighty man of valour. و فرشته خدا او را گفت: «گوشت و قرصهای فطیر را بردار و بر روی این صخره بگذار، و آب گوشت را بریز.» پس چنان کرد. bible_en_fa And Gideon said unto him, Oh my Lord, if the LORD be with us, why then is all this befallen us? and where be all his miracles which our fathers told us of, saying, Did not the LORD bring us up from Egypt? but now the LORD hath forsaken us, and delivered us into the hands of the Midianites. آنگاه فرشته خداوند نوک عصا را که دردستش بود، دراز کرده، گوشت و قرصهای فطیررا لمس نمود که آتش از صخره برآمده، گوشت وقرصهای فطیر را بلعید، و فرشته خداوند ازنظرش غایب شد. bible_en_fa And the LORD looked upon him, and said, Go in this thy might, and thou shalt save Israel from the hand of the Midianites: have not I sent thee? پس جدعون دانست که اوفرشته خداوند است. و جدعون گفت: «آه‌ای خداوند یهوه، چونکه فرشته خداوند را روبرودیدم.» bible_en_fa And he said unto him, Oh my Lord, wherewith shall I save Israel? behold, my family is poor in Manasseh, and I am the least in my father's house. خداوند وی را گفت: «سلامتی بر توباد! مترس نخواهی مرد.» bible_en_fa And the LORD said unto him, Surely I will be with thee, and thou shalt smite the Midianites as one man. پس جدعون درآنجا برای خداوند مذبحی بنا کرد و آن را یهوه شالوم نامید که تا امروز در عفره ابیعزریان باقی است. bible_en_fa And he said unto him, If now I have found grace in thy sight, then shew me a sign that thou talkest with me. و در آن شب، خداوند او را گفت: «گاو پدرخود، یعنی گاو دومین را که هفت ساله است بگیر، و مذبح بعل را که از آن پدرت است منهدم کن، وتمثال اشیره را که نزد آن است، قطع نما. bible_en_fa Depart not hence, I pray thee, until I come unto thee, and bring forth my present, and set it before thee. And he said, I will tarry until thou come again. وبرای یهوه، خدای خود، بر سر این قلعه مذبحی موافق رسم بنا کن، و گاو دومین را گرفته، با چوب اشیره که قطع کردی برای قربانی سوختنی بگذران.» bible_en_fa And Gideon went in, and made ready a kid, and unleavened cakes of an ephah of flour: the flesh he put in a basket, and he put the broth in a pot, and brought it out unto him under the oak, and presented it. پس جدعون ده نفر از نوکران خود رابرداشت و به نوعی که خداوند وی را گفته بود، عمل نمود، اما چونکه از خاندان پدر خود ومردان شهر می‌ترسید، این کار را در روز نتوانست کرد، پس آن را در شب کرد. bible_en_fa And the angel of God said unto him, Take the flesh and the unleavened cakes, and lay them upon this rock, and pour out the broth. And he did so. و چون مردمان شهر در صبح برخاستند، اینک مذبح بعل منهدم شده، و اشیره که در نزد آن بود، بریده، و گاو دومین بر مذبحی که ساخته شده بود، قربانی گشته. bible_en_fa Then the angel of the LORD put forth the end of the staff that was in his hand, and touched the flesh and the unleavened cakes; and there rose up fire out of the rock, and consumed the flesh and the unleavened cakes. Then the angel of the LORD departed out of his sight. پس به یکدیگر گفتند، کیست که این کار را کرده است، و چون دریافت وتفحص کردند، گفتند جدعون بن یوآش این کار راکرده است. bible_en_fa And when Gideon perceived that he was an angel of the LORD, Gideon said, Alas, O Lord GOD! for because I have seen an angel of the LORD face to face. پس مردان شهر به یوآش گفتند: «پسر خود را بیرون بیاور تا بمیرد زیرا که مذبح بعل را منهدم ساخته، و اشیره را که نزد آن بود، بریده است.» bible_en_fa And the LORD said unto him, Peace be unto thee; fear not: thou shalt not die. اما یوآش به همه کسانی که برضد او برخاسته بودند، گفت: «آیا شما برای بعل محاجه می‌کنید؟ و آیا شما او را می‌رهانید؟ هرکه برای او محاجه نماید همین صبح کشته شود، واگر او خداست، برای خود محاجه نماید چونکه کسی مذبح او را منهدم ساخته است. bible_en_fa Then Gideon built an altar there unto the LORD, and called it Jehovah-shalom: unto this day it is yet in Ophrah of the Abi-ezrites. پس درآن روز او را یربعل نامید و گفت: «بگذارید تا بعل با او محاجه نماید زیرا که مذبح او را منهدم ساخته است.» bible_en_fa And it came to pass the same night, that the LORD said unto him, Take thy father's young bullock, even the second bullock of seven years old, and throw down the altar of Baal that thy father hath, and cut down the grove that is by it: آنگاه جمیع اهل مدیان و عمالیق وبنی مشرق با هم جمع شدند و عبور کرده، دروادی یزرعیل اردو زدند. bible_en_fa And build an altar unto the LORD thy God upon the top of this rock, in the ordered place, and take the second bullock, and offer a burnt sacrifice with the wood of the grove which thou shalt cut down. و روح خداوندجدعون را ملبس ساخت، پس کرنا را نواخت واهل ابیعزر در عقب وی جمع شدند. bible_en_fa Then Gideon took ten men of his servants, and did as the LORD had said unto him: and so it was, because he feared his father's household, and the men of the city, that he could not do it by day, that he did it by night. ورسولان در تمامی منسی فرستاد که ایشان نیز درعقب وی جمع شدند و در اشیر و زبولون و نفتالی رسولان فرستاد و به استقبال ایشان برآمدند. bible_en_fa And when the men of the city arose early in the morning, behold, the altar of Baal was cast down, and the grove was cut down that was by it, and the second bullock was offered upon the altar that was built. و جدعون به خدا گفت: «اگر اسرائیل رابرحسب سخن خود به‌دست من نجات خواهی داد، bible_en_fa And they said one to another, Who hath done this thing? And when they inquired and asked, they said, Gideon the son of Joash hath done this thing. اینک من در خرمنگاه، پوست پشمینی می گذارم و اگر شبنم فقط بر پوست باشد و برتمامی زمین خشکی بود، خواهم دانست که اسرائیل را برحسب قول خود به‌دست من نجات خواهی داد.» bible_en_fa Then the men of the city said unto Joash, Bring out thy son, that he may die: because he hath cast down the altar of Baal, and because he hath cut down the grove that was by it. و همچنین شد و بامدادان به زودی برخاسته، پوست را فشرد و کاسه‌ای پر ازآب شبنم از پوست بیفشرد. bible_en_fa And Joash said unto all that stood against him, Will ye plead for Baal? will ye save him? he that will plead for him, let him be put to death whilst it is yet morning: if he be a god, let him plead for himself, because one hath cast down his altar. و جدعون به خداگفت: «غضب تو بر من افروخته نشود و همین یک مرتبه خواهم گفت، یک دفعه دیگر فقط با پوست تجربه نمایم، این مرتبه پوست به تنهایی خشک باشد و بر تمامی زمین شبنم.»و خدا در آن شب چنان کرد که بر پوست فقط، خشکی بود و برتمامی زمین شبنم. bible_en_fa Therefore on that day he called him Jerubbaal, saying, Let Baal plead against him, because he hath thrown down his altar. و خدا در آن شب چنان کرد که بر پوست فقط، خشکی بود و برتمامی زمین شبنم. bible_en_fa Then all the Midianites and the Amalekites and the children of the east were gathered together, and went over, and pitched in the valley of Jezreel. و یربعل که جدعون باشد با تمامی قوم که باوی بودند صبح زود برخاسته، نزد چشمه حرود اردو زدند، و اردوی مدیان به شمال ایشان نزد کوه موره در وادی بود. bible_en_fa But the Spirit of the LORD came upon Gideon, and he blew a trumpet; and Abi-ezer was gathered after him. و خداوند به جدعون گفت: «قومی که با توهستند، زیاده از آنند که مدیان را به‌دست ایشان تسلیم نمایم، مبادا اسرائیل بر من فخر نموده، بگویند که دست ما، ما را نجات داد. bible_en_fa And he sent messengers throughout all Manasseh; who also was gathered after him: and he sent messengers unto Asher, and unto Zebulun, and unto Naphtali; and they came up to meet them. پس الان به گوش قوم ندا کرده، بگو: هر کس که ترسان وهراسان باشد از کوه جلعاد برگشته، روانه شود.» وبیست و دو هزار نفر از قوم برگشتند و ده هزارباقی ماندند. bible_en_fa And Gideon said unto God, If thou wilt save Israel by mine hand, as thou hast said, و خداوند به جدعون گفت: «باز هم قوم زیاده‌اند، ایشان را نزد آب بیاور تا ایشان را آنجابرای تو بیازمایم، و هر‌که را به تو گویم این با توبرود، او همراه تو خواهد رفت، و هر‌که را به تو گویم این با تو نرود، او نخواهد رفت.» bible_en_fa Behold, I will put a fleece of wool in the floor; and if the dew be on the fleece only, and it be dry upon all the earth beside, then shall I know that thou wilt save Israel by mine hand, as thou hast said. و چون قوم را نزد آب آورده بود، خداوند به جدعون گفت: «هر‌که آب را به زبان خود بنوشد چنانکه سگ می‌نوشد او را تنها بگذار، و همچنین هر‌که بر زانوی خود خم شده، بنوشد.» bible_en_fa And it was so: for he rose up early on the morrow, and thrust the fleece together, and wringed the dew out of the fleece, a bowl full of water. و عدد آنانی که دست به دهان آورده، نوشیدند، سیصد نفر بودو جمیع بقیه قوم بر زانوی خود خم شده، آب نوشیدند. bible_en_fa And Gideon said unto God, Let not thine anger be hot against me, and I will speak but this once: let me prove, I pray thee, but this once with the fleece; let it now be dry only upon the fleece, and upon all the ground let there be dew. و خداوند به جدعون گفت: «به این سیصد نفر که به کف نوشیدند، شما را نجات می‌دهم، و مدیان را به‌دست تو تسلیم خواهم نمود. پس سایر قوم هر کس به‌جای خود بروند.» bible_en_fa And God did so that night: for it was dry upon the fleece only, and there was dew on all the ground. پس آن گروه توشه و کرناهای خود را به‌دست گرفتند و هر کس را از سایر مردان اسرائیل به خیمه خود فرستاد، ولی آن سیصد نفر را نگاه داشت. و اردوی مدیان در وادی پایین دست اوبود. bible_en_fa Then Jerubbaal, who is Gideon, and all the people that were with him, rose up early, and pitched beside the well of Harod: so that the host of the Midianites were on the north side of them, by the hill of Moreh, in the valley. و در همان شب خداوند وی را گفت: «برخیزو به اردو فرود بیا زیرا که آن را به‌دست تو تسلیم نموده‌ام. bible_en_fa And the LORD said unto Gideon, The people that are with thee are too many for me to give the Midianites into their hands, lest Israel vaunt themselves against me, saying, Mine own hand hath saved me. لیکن اگر از رفتن می‌ترسی، با خادم خود فوره به اردو برو. bible_en_fa Now therefore go to, proclaim in the ears of the people, saying, Whosoever is fearful and afraid, let him return and depart early from mount Gilead. And there returned of the people twenty and two thousand; and there remained ten thousand. و چون آنچه ایشان بگویند بشنوی، بعد از آن دست تو قوی خواهدشد، و به اردو فرود خواهی آمد.» پس او وخادمش، فوره به کناره سلاح دارانی که در اردوبودند، فرود آمدند. bible_en_fa And the LORD said unto Gideon, The people are yet too many; bring them down unto the water, and I will try them for thee there: and it shall be, that of whom I say unto thee, This shall go with thee, the same shall go with thee; and of whomsoever I say unto thee, This shall not go with thee, the same shall not go. و اهل مدیان و عمالیق وجمیع بنی مشرق مثل ملخ، بی‌شمار در وادی ریخته بودند، و شتران ایشان را مثل ریگ که برکناره دریا بی‌حساب است، شماره‌ای نبود. bible_en_fa So he brought down the people unto the water: and the LORD said unto Gideon, Every one that lappeth of the water with his tongue, as a dog lappeth, him shalt thou set by himself; likewise every one that boweth down upon his knees to drink. پس چون جدعون رسید، دید که مردی به رفیقش خوابی بیان کرده، می‌گفت که «اینک خوابی دیدم، و هان گرده‌ای نان جوین در میان اردوی مدیان غلطانیده شده، به خیمه‌ای برخوردو آن را چنان زد که افتاد و آن را واژگون ساخت، چنانکه خیمه بر زمین پهن شد.» bible_en_fa And the number of them that lapped, putting their hand to their mouth, were three hundred men: but all the rest of the people bowed down upon their knees to drink water. رفیقش درجواب وی گفت که «این نیست جز شمشیرجدعون بن یوآش، مرد اسرائیلی، زیرا خدامدیان و تمام اردو را به‌دست او تسلیم کرده است.» bible_en_fa And the LORD said unto Gideon, By the three hundred men that lapped will I save you, and deliver the Midianites into thine hand: and let all the other people go every man unto his place. و چون جدعون نقل خواب و تعبیرش راشنید، سجده نمود، و به لشکرگاه اسرائیل برگشته، گفت: «برخیزید زیرا که خداوند اردوی مدیان را به‌دست شما تسلیم کرده است.» bible_en_fa So the people took victuals in their hand, and their trumpets: and he sent all the rest of Israel every man unto his tent, and retained those three hundred men: and the host of Midian was beneath him in the valley. و آن سیصد نفر را به سه فرقه منقسم ساخت، و به‌دست هر یکی از ایشان کرناها و سبوهای خالی داد و مشعلها در سبوها گذاشت. bible_en_fa And it came to pass the same night, that the LORD said unto him, Arise, get thee down unto the host; for I have delivered it into thine hand. و به ایشان گفت: «بر من نگاه کرده، چنان بکنید. پس چون به کنار اردو برسم، هر‌چه من می‌کنم، شما هم چنان بکنید. bible_en_fa But if thou fear to go down, go thou with Phurah thy servant down to the host: و چون من و آنانی که با من هستند کرناهارا بنوازیم، شما نیز از همه اطراف اردو کرناها رابنوازید و بگویید (شمشیر) خداوند و جدعون.» bible_en_fa And thou shalt hear what they say; and afterward shall thine hands be strengthened to go down unto the host. Then went he down with Phurah his servant unto the outside of the armed men that were in the host. پس جدعون و صد نفر که با وی بودند درابتدای پاس دوم شب به کنار اردو رسیدند و درهمان حین کشیکچی‌ای تازه گذارده بودند، پس کرناها را نواختند و سبوها را که در دست ایشان بود، شکستند. bible_en_fa And the Midianites and the Amalekites and all the children of the east lay along in the valley like grasshoppers for multitude; and their camels were without number, as the sand by the sea side for multitude. و هر سه فرقه کرناها را نواختندو سبوها را شکستند و مشعلها را به‌دست چپ وکرناها را به‌دست راست خود گرفته، نواختند، وصدا زدند شمشیر خداوند و جدعون. bible_en_fa And when Gideon was come, behold, there was a man that told a dream unto his fellow, and said, Behold, I dreamed a dream, and, lo, a cake of barley bread tumbled into the host of Midian, and came unto a tent, and smote it that it fell, and overturned it, that the tent lay along. و هرکس به‌جای خود به اطراف اردو ایستادند وتمامی لشکر فرار کردند و ایشان نعره زده، آنها رامنهزم ساختند. bible_en_fa And his fellow answered and said, This is nothing else save the sword of Gideon the son of Joash, a man of Israel: for into his hand hath God delivered Midian, and all the host. و چون آن سیصد نفر کرناها را نواختند، خداوند شمشیر هر کس را بر رفیقش وبر تمامی لشکر گردانید، و لشکر ایشان تابیت شطه به سوی صریرت و تا سر حد آبل محوله که نزد طبات است، فرار کردند. bible_en_fa And it was so, when Gideon heard the telling of the dream, and the interpretation thereof, that he worshipped, and returned into the host of Israel, and said, Arise; for the LORD hath delivered into your hand the host of Midian. و مردان اسرائیل از نفتالی و اشیر و تمامی منسی جمع شده، مدیان را تعاقب نمودند. bible_en_fa And he divided the three hundred men into three companies, and he put a trumpet in every man's hand, with empty pitchers, and lamps within the pitchers. و جدعون به تمامی کوهستان افرایم، رسولان فرستاده، گفت: «به جهت مقابله با مدیان به زیر آیید و آبها را تا بیت باره و اردن پیش ایشان بگیرید.» پس تمامی مردان افرایم جمع شده، آبهارا تا بیت باره و اردن گرفتند.و غراب و ذئب، دو سردار مدیان را گرفته، غراب را بر صخره غراب و ذئب را در چرخشت ذئب کشتند، ومدیان را تعاقب نمودند، و سرهای غراب و ذئب را به آن طرف اردن، نزد جدعون آوردند. bible_en_fa And he said unto them, Look on me, and do likewise: and, behold, when I come to the outside of the camp, it shall be that, as I do, so shall ye do. و غراب و ذئب، دو سردار مدیان را گرفته، غراب را بر صخره غراب و ذئب را در چرخشت ذئب کشتند، ومدیان را تعاقب نمودند، و سرهای غراب و ذئب را به آن طرف اردن، نزد جدعون آوردند. bible_en_fa When I blow with a trumpet, I and all that are with me, then blow ye the trumpets also on every side of all the camp, and say, The sword of the LORD, and of Gideon. و مردان افرایم او را گفتند: «این چه‌کاراست که به ما کرده‌ای که چون برای جنگ مدیان می‌رفتی ما را نخواندی و به سختی با وی منازعت کردند.» bible_en_fa So Gideon, and the hundred men that were with him, came unto the outside of the camp in the beginning of the middle watch; and they had but newly set the watch: and they blew the trumpets, and brake the pitchers that were in their hands. او به ایشان گفت: «الان من بالنسبه به‌کار شما چه کردم؟ مگر خوشه چینی افرایم از میوه چینی ابیعزر بهتر نیست؟ bible_en_fa And the three companies blew the trumpets, and brake the pitchers, and held the lamps in their left hands, and the trumpets in their right hands to blow withal: and they cried, The sword of the LORD, and of Gideon. به‌دست شما خدا دو سردار مدیان، یعنی غراب و ذئب راتسلیم نمود و من مثل شما قادر بر چه‌کار بودم؟» پس چون این سخن را گفت، خشم ایشان بروی فرو نشست. bible_en_fa And they stood every man in his place round about the camp: and all the host ran, and cried, and fled. و جدعون با آن سیصد نفر که همراه او بودندبه اردن رسیده، عبور کردند، و اگر‌چه خسته بودند، لیکن تعاقب می‌کردند. bible_en_fa And the three hundred blew the trumpets, and the LORD set every man's sword against his fellow, even throughout all the host: and the host fled to Beth-shittah in Zererath, and to the border of Abel-meholah, unto Tabbath. و به اهل سکوت گفت: «تمنا این که چند نان به رفقایم بدهید زیراخسته‌اند، و من زبح و صلمونع، ملوک مدیان راتعاقب می‌کنم.» bible_en_fa And the men of Israel gathered themselves together out of Naphtali, and out of Asher, and out of all Manasseh, and pursued after the Midianites. سرداران سکوت به وی گفتند: «مگر دستهای زبح و صلمونع الان در دست تومی باشد تا به لشکر تو نان بدهیم.» bible_en_fa And Gideon sent messengers throughout all mount Ephraim, saying, Come down against the Midianites, and take before them the waters unto Beth-barah and Jordan. Then all the men of Ephraim gathered themselves together, and took the waters unto Beth-barah and Jordan. جدعون گفت: «پس چون خداوند زبح و صلمونع را به‌دست من تسلیم کرده باشد، آنگاه گوشت شما رابا شوک و خار صحرا خواهم درید.» bible_en_fa And they took two princes of the Midianites, Oreb and Zeeb; and they slew Oreb upon the rock Oreb, and Zeeb they slew at the winepress of Zeeb, and pursued Midian, and brought the heads of Oreb and Zeeb to Gideon on the other side Jordan. و از آنجا به فنوعیل برآمده، به ایشان همچنین گفت، و اهل فنوعیل مثل جواب اهل سکوت او را جواب دادند. bible_en_fa And the men of Ephraim said unto him, Why hast thou served us thus, that thou calledst us not, when thou wentest to fight with the Midianites? And they did chide with him sharply. و به اهل فنوعیل نیز گفت: «وقتی که به سلامت برگردم این برج را منهدم خواهم ساخت.» bible_en_fa And he said unto them, What have I done now in comparison of you? Is not the gleaning of the grapes of Ephraim better than the vintage of Abi-ezer? و زبح و صلمونع در قرقور با لشکر خود به قدر پانزده هزار نفر بودند. تمامی بقیه لشکربنی مشرق این بود، زیرا صد و بیست هزار مردجنگی افتاده بودند. bible_en_fa God hath delivered into your hands the princes of Midian, Oreb and Zeeb: and what was I able to do in comparison of you? Then their anger was abated toward him, when he had said that. و جدعون به راه چادرنشینان به طرف شرقی نوبح و یجبهاه برآمده، لشکر ایشان را شکست داد، زیرا که لشکر مطمئن بودند. bible_en_fa And Gideon came to Jordan, and passed over, he, and the three hundred men that were with him, faint, yet pursuing them. و زبح و صلمونع فرارکردند و ایشان را تعاقب نموده، آن دو ملک مدیان یعنی زبح و صلمونع را گرفت و تمامی لشکرایشان را منهزم ساخت. bible_en_fa And he said unto the men of Succoth, Give, I pray you, loaves of bread unto the people that follow me; for they be faint, and I am pursuing after Zebah and Zalmunna, kings of Midian. و جدعون بن یوآش از بالای حارس ازجنگ برگشت. bible_en_fa And the princes of Succoth said, Are the hands of Zebah and Zalmunna now in thine hand, that we should give bread unto thine army? و جوانی از اهل سکوت راگرفته، از او تفتیش کرد و او برای وی نامهای سرداران سکوت و مشایخ آن را که هفتاد و هفت نفر بودند، نوشت. bible_en_fa And Gideon said, Therefore when the LORD hath delivered Zebah and Zalmunna into mine hand, then I will tear your flesh with the thorns of the wilderness and with briers. پس نزد اهل سکوت آمده، گفت: «اینک زبح و صلمونع را که درباره ایشان مرا طعنه زده، گفتید مگر دست زبح و صلمونع الان در دست تو است تا به مردان خسته تو نان بدهیم.» bible_en_fa And he went up thence to Penuel, and spake unto them likewise: and the men of Penuel answered him as the men of Succoth had answered him. پس مشایخ شهر و شوک و خارهای صحرا را گرفته، اهل سکوت را به آنها تادیب نمود. bible_en_fa And he spake also unto the men of Penuel, saying, When I come again in peace, I will break down this tower. و برج فنوعیل را منهدم ساخته، مردان شهر را کشت. bible_en_fa Now Zebah and Zalmunna were in Karkor, and their hosts with them, about fifteen thousand men, all that were left of all the hosts of the children of the east: for there fell an hundred and twenty thousand men that drew sword. و به زبح و صلمونع گفت: «چگونه مردمانی بودند که در تابور کشتید.» گفتند: «ایشان مثل توبودند، هر یکی شبیه شاهزادگان.» bible_en_fa And Gideon went up by the way of them that dwelt in tents on the east of Nobah and Jogbehah, and smote the host: for the host was secure. گفت: «ایشان برادرانم و پسران مادر من بودند، به خداوند حی قسم اگر ایشان را زنده نگاه می‌داشتید، شما را نمی کشتم.» bible_en_fa And when Zebah and Zalmunna fled, he pursued after them, and took the two kings of Midian, Zebah and Zalmunna, and discomfited all the host. و به نخست زاده خود، یتر، گفت: «برخیز و ایشان رابکش.» لیکن آن جوان شمشیر خود را از ترس نکشید چونکه هنوز جوان بود. bible_en_fa And Gideon the son of Joash returned from battle before the sun was up, پس زبح وصلمونع گفتند: «تو برخیز و ما را بکش زیراشجاعت مرد مثل خود اوست.» پس جدعون برخاسته، زبح و صلمونع را بکشت و هلالهایی که بر گردن شتران ایشان بود، گرفت. bible_en_fa And caught a young man of the men of Succoth, and inquired of him: and he described unto him the princes of Succoth, and the elders thereof, even threescore and seventeen men. پس مردان اسرائیل به جدعون گفتند: «بر ماسلطنت نما، هم پسر تو و پسر پسر تو نیز چونکه ما را از دست مدیان رهانیدی.» bible_en_fa And he came unto the men of Succoth, and said, Behold Zebah and Zalmunna, with whom ye did upbraid me, saying, Are the hands of Zebah and Zalmunna now in thine hand, that we should give bread unto thy men that are weary? جدعون درجواب ایشان گفت: «من بر شما سلطنت نخواهم کرد، و پسر من بر شما سلطنت نخواهد کرد، خداوند بر شما سلطنت خواهد نمود.» bible_en_fa And he took the elders of the city, and thorns of the wilderness and briers, and with them he taught the men of Succoth. وجدعون به ایشان گفت: «یک چیز از شما خواهش دارم که هر یکی از شما گوشواره های غنیمت خود را به من بدهد.» زیرا که گوشواره های طلاداشتند چونکه اسمعیلیان بودند. bible_en_fa And he beat down the tower of Penuel, and slew the men of the city. در جواب گفتند: «البته می‌دهیم». پس ردایی پهن کرده، هریکی گوشواره های غنیمت خود را در آن انداختند. bible_en_fa Then said he unto Zebah and Zalmunna, What manner of men were they whom ye slew at Tabor? And they answered, As thou art, so were they; each one resembled the children of a king. و وزن گوشواره های طلایی که طلبیده بود هزار و هفتصد مثقال طلا بود، سوای آن هلالها و حلقه‌ها و جامه های ارغوانی که برملوک مدیان بود، و سوای گردنبندهایی که برگردن شتران ایشان بود. bible_en_fa And he said, They were my brethren, even the sons of my mother: as the LORD liveth, if ye had saved them alive, I would not slay you. و جدعون از آنهاایفودی ساخت و آن را در شهر خود عفره برپاداشت، و تمامی اسرائیل به آنجا در عقب آن زناکردند، و آن برای جدعون و خاندان او دام شد. bible_en_fa And he said unto Jether his firstborn, Up, and slay them. But the youth drew not his sword: for he feared, because he was yet a youth. پس مدیان در حضور بنی‌اسرائیل مغلوب شدند و دیگر سر خود را بلند نکردند، و زمین درایام جدعون چهل سال آرامی یافت. bible_en_fa Then Zebah and Zalmunna said, Rise thou, and fall upon us: for as the man is, so is his strength. And Gideon arose, and slew Zebah and Zalmunna, and took away the ornaments that were on their camels' necks. و یربعل بن یوآش رفته، در خانه خود ساکن شد. bible_en_fa Then the men of Israel said unto Gideon, Rule thou over us, both thou, and thy son, and thy son's son also: for thou hast delivered us from the hand of Midian. و جدعون را هفتاد پسر بود که از صلبش بیرون آمده بودند، زیرا زنان بسیار داشت. bible_en_fa And Gideon said unto them, I will not rule over you, neither shall my son rule over you: the LORD shall rule over you. وکنیز او که در شکیم بود او نیز برای وی پسری آورد، و او را ابیملک نام نهاد. bible_en_fa And Gideon said unto them, I would desire a request of you, that ye would give me every man the earrings of his prey. (For they had golden earrings, because they were Ishmaelites.) و جدعون بن یوآش پیر و سالخورده شده، مرد، و در قبرپدرش یوآش در عفره ابیعزری دفن شد. bible_en_fa And they answered, We will willingly give them. And they spread a garment, and did cast therein every man the earrings of his prey. و واقع شد بعد از وفات جدعون که بنی‌اسرائیل برگشته، در‌پیروی بعلها زنا کردند، وبعل بریت را خدای خود ساختند. bible_en_fa And the weight of the golden earrings that he requested was a thousand and seven hundred shekels of gold; beside ornaments, and collars, and purple raiment that was on the kings of Midian, and beside the chains that were about their camels' necks. وبنی‌اسرائیل یهوه، خدای خود را که ایشان را ازدست جمیع دشمنان ایشان از هر طرف رهایی داده بود، به یاد نیاوردند.و با خاندان یربعل جدعون موافق همه احسانی که با بنی‌اسرائیل نموده بود، نیکویی نکردند. bible_en_fa And Gideon made an ephod thereof, and put it in his city, even in Ophrah: and all Israel went thither a whoring after it: which thing became a snare unto Gideon, and to his house. و با خاندان یربعل جدعون موافق همه احسانی که با بنی‌اسرائیل نموده بود، نیکویی نکردند. bible_en_fa Thus was Midian subdued before the children of Israel, so that they lifted up their heads no more. And the country was in quietness forty years in the days of Gideon. و ابیملک بن یربعل نزد برادران مادر خود به شکیم رفته، ایشان و تمامی قبیله خاندان پدر مادرش را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And Jerubbaal the son of Joash went and dwelt in his own house. «الان درگوشهای جمیع اهل شکیم بگویید، برای شماکدام بهتر است؟ که هفتاد نفر یعنی همه پسران یربعل بر شما حکمرانی کنند؟ یا اینکه یک شخص بر شما حاکم باشد؟ و بیاد آورید که من استخوان و گوشت شما هستم.» bible_en_fa And Gideon had threescore and ten sons of his body begotten: for he had many wives. و برادران مادرش درباره او در گوشهای جمیع اهل شکیم همه این سخنان را گفتند، و دل ایشان به پیروی ابیملک مایل شد، زیرا گفتند او برادر ماست. bible_en_fa And his concubine that was in Shechem, she also bare him a son, whose name he called Abimelech. وهفتاد مثقال نقره از خانه بعل بریت به او دادند، وابیملک مردان مهمل و باطل را به آن اجیر کرد که او را پیروی نمودند. bible_en_fa And Gideon the son of Joash died in a good old age, and was buried in the sepulchre of Joash his father, in Ophrah of the Abi-ezrites. پس به خانه پدرش به عفره رفته، برادران خود پسران یربعل را که هفتاد نفربودند بر یک سنگ بکشت، لیکن یونام پسرکوچک یربعل زنده ماند، زیرا خود را پنهان کرده بود. bible_en_fa And it came to pass, as soon as Gideon was dead, that the children of Israel turned again, and went a whoring after Baalim, and made Baal-berith their god. و تمامی اهل شکیم و تمامی خاندان ملوجمع شده، رفتند، و ابیملک را نزد بلوط ستون که در شکیم است، پادشاه ساختند. bible_en_fa And the children of Israel remembered not the LORD their God, who had delivered them out of the hands of all their enemies on every side: و چون یوتام را از این خبر دادند، او رفته، به‌سر کوه جرزیم ایستاد و آواز خود را بلند کرده، ندا در‌داد و به ایشان گفت: «ای مردان شکیم مرابشنوید تا خدا شما را بشنود. bible_en_fa Neither shewed they kindness to the house of Jerubbaal, namely, Gideon, according to all the goodness which he had shewed unto Israel. وقتی درختان رفتند تا بر خود پادشاهی نصب کنند، و به درخت زیتون گفتند بر ما سلطنت نما. bible_en_fa And Abimelech the son of Jerubbaal went to Shechem unto his mother's brethren, and communed with them, and with all the family of the house of his mother's father, saying, درخت زیتون به ایشان گفت: آیا روغن خود را که به‌سبب آن خداو انسان مرا محترم می‌دارند ترک کنم و رفته، بردرختان حکمرانی نمایم؟ bible_en_fa Speak, I pray you, in the ears of all the men of Shechem, Whether is better for you, either that all the sons of Jerubbaal, which are threescore and ten persons, reign over you, or that one reign over you? remember also that I am your bone and your flesh. و درختان به انجیرگفتند که تو بیا و بر ما سلطنت نما. bible_en_fa And his mother's brethren spake of him in the ears of all the men of Shechem all these words: and their hearts inclined to follow Abimelech; for they said, He is our brother. انجیر به ایشان گفت: آیا شیرینی و میوه نیکوی خود راترک بکنم و رفته، بر درختان حکمرانی نمایم؟ bible_en_fa And they gave him threescore and ten pieces of silver out of the house of Baal-berith, wherewith Abimelech hired vain and light persons, which followed him. و درختان به مو گفتند که بیا و بر ما سلطنت نما. bible_en_fa And he went unto his father's house at Ophrah, and slew his brethren the sons of Jerubbaal, being threescore and ten persons, upon one stone: notwithstanding yet Jotham the youngest son of Jerubbaal was left; for he hid himself. مو به ایشان گفت: آیا شیره خود را که خدا وانسان را خوش می‌سازد ترک بکنم و رفته، بردرختان حکمرانی نمایم؟ bible_en_fa And all the men of Shechem gathered together, and all the house of Millo, and went, and made Abimelech king, by the plain of the pillar that was in Shechem. و جمیع درختان به خار گفتند که تو بیا و بر ما سلطنت نما. bible_en_fa And when they told it to Jotham, he went and stood in the top of mount Gerizim, and lifted up his voice, and cried, and said unto them, Hearken unto me, ye men of Shechem, that God may hearken unto you. خار به درختان گفت: اگر به حقیقت شما مرا بر خود پادشاه نصب می‌کنید، پس بیایید و درسایه من پناه گیرید، و اگر نه آتش از خار بیرون بیاید و سروهای آزاد لبنان را بسوزاند. bible_en_fa The trees went forth on a time to anoint a king over them; and they said unto the olive tree, Reign thou over us. و الان اگر براستی و صداقت عمل نمودید در اینکه ابیملک را پادشاه ساختید، و اگر به یربعل وخاندانش نیکویی کردید و برحسب عمل دستهایش رفتار نمودید. bible_en_fa But the olive tree said unto them, Should I leave my fatness, wherewith by me they honour God and man, and go to be promoted over the trees? زیرا که پدر من به جهت شما جنگ کرده، جان خود را به خطرانداخت و شما را از دست مدیان رهانید. bible_en_fa And the trees said to the fig tree, Come thou, and reign over us. وشما امروز بر خاندان پدرم برخاسته، پسرانش، یعنی هفتاد نفر را بر یک سنگ کشتید، و پسر کنیزاو ابیملک را چون برادر شما بود بر اهل شکیم پادشاه ساختید. bible_en_fa But the fig tree said unto them, Should I forsake my sweetness, and my good fruit, and go to be promoted over the trees? پس اگر امروز به راستی وصداقت با یربعل و خاندانش عمل نمودید، ازابیملک شاد باشید و او از شما شاد باشد. bible_en_fa Then said the trees unto the vine, Come thou, and reign over us. واگرنه آتش از ابیملک بیرون بیاید، و اهل شکیم وخاندان ملو را بسوزاند، و آتش از اهل شکیم وخاندان ملو بیرون بیاید و ابیملک را بسوزاند.» bible_en_fa And the vine said unto them, Should I leave my wine, which cheereth God and man, and go to be promoted over the trees? پس یوتام فرار کرده، گریخت و به بئیر آمده، درآنجا از ترس برادرش، ابیملک، ساکن شد. bible_en_fa Then said all the trees unto the bramble, Come thou, and reign over us. و ابیملک بر اسرائیل سه سال حکمرانی کرد. bible_en_fa And the bramble said unto the trees, If in truth ye anoint me king over you, then come and put your trust in my shadow: and if not, let fire come out of the bramble, and devour the cedars of Lebanon. و خدا روحی خبیث در میان ابیملک واهل شکیم فرستاد، و اهل شکیم با ابیملک خیانت ورزیدند. bible_en_fa Now therefore, if ye have done truly and sincerely, in that ye have made Abimelech king, and if ye have dealt well with Jerubbaal and his house, and have done unto him according to the deserving of his hands; تا انتقام ظلمی که بر هفتاد پسریربعل شده بود، بشود، و خون آنها را از برادرایشان ابیملک که ایشان را کشته بود، و از اهل شکیم که دستهایش را برای کشتن برادران خودقوی ساخته بودند، گرفته شود. bible_en_fa (For my father fought for you, and adventured his life far, and delivered you out of the hand of Midian: پس اهل شکیم بر قله های کوهها برای او کمین گذاشتند، و هرکس را که از طرف ایشان در راه می‌گذشت، تاراج می‌کردند. پس ابیملک را خبر دادند. bible_en_fa And ye are risen up against my father's house this day, and have slain his sons, threescore and ten persons, upon one stone, and have made Abimelech, the son of his maidservant, king over the men of Shechem, because he is your brother;) و جعل بن عابد با برادرانش آمده، به شکیم رسیدند و اهل شکیم بر او اعتماد نمودند. bible_en_fa If ye then have dealt truly and sincerely with Jerubbaal and with his house this day, then rejoice ye in Abimelech, and let him also rejoice in you: و به مزرعه‌ها بیرون رفته، موها را چیدند و انگور رافشرده، بزم نمودند، و به خانه خدای خود داخل شده، اکل و شرب کردند و ابیملک را لعنت نمودند. bible_en_fa But if not, let fire come out from Abimelech, and devour the men of Shechem, and the house of Millo; and let fire come out from the men of Shechem, and from the house of Millo, and devour Abimelech. و جعل بن عابد گفت: «ابیملک کیست و شکیم کیست که او را بندگی نماییم؟ آیا او پسریربعل و زبول، وکیل او نیست؟ مردان حامور پدرشکیم را بندگی نمایید. ما چرا باید او را بندگی کنیم؟ bible_en_fa And Jotham ran away, and fled, and went to Beer, and dwelt there, for fear of Abimelech his brother. کاش که این قوم زیر دست من می‌بودندتا ابیملک را رفع می‌کردم، و به ابیملک گفت: لشکر خود را زیاد کن و بیرون بیا.» bible_en_fa When Abimelech had reigned three years over Israel, و چون زبول، رئیس شهر، سخن جعل بن عابد را شنید خشم او افروخته شد. bible_en_fa Then God sent an evil spirit between Abimelech and the men of Shechem; and the men of Shechem dealt treacherously with Abimelech: پس به حیله قاصدان نزد ابیملک فرستاده، گفت: «اینک جعل بن عابد با برادرانش به شکیم آمده‌اند وایشان شهر را به ضد تو تحریک می‌کنند. bible_en_fa That the cruelty done to the threescore and ten sons of Jerubbaal might come, and their blood be laid upon Abimelech their brother, which slew them; and upon the men of Shechem, which aided him in the killing of his brethren. پس الان در شب برخیز، تو و قومی که همراه توست، و در صحرا کمین کن. bible_en_fa And the men of Shechem set liers in wait for him in the top of the mountains, and they robbed all that came along that way by them: and it was told Abimelech. و بامدادان در وقت طلوع آفتاب برخاسته، به شهر هجوم آور، و اینک چون او و کسانی که همراهش هستند بر تو بیرون آیند، آنچه در قوت توست، با او خواهی کرد.» bible_en_fa And Gaal the son of Ebed came with his brethren, and went over to Shechem: and the men of Shechem put their confidence in him. پس ابیملک و همه کسانی که با وی بودند، در شب برخاسته، چهار دسته شده، در مقابل شکیم در کمین نشستند. bible_en_fa And they went out into the fields, and gathered their vineyards, and trode the grapes, and made merry, and went into the house of their god, and did eat and drink, and cursed Abimelech. و جعل بن عابد بیرون آمده، به دهنه دروازه شهر ایستاد، و ابیملک وکسانی که با وی بودند از کمینگاه برخاستند. bible_en_fa And Gaal the son of Ebed said, Who is Abimelech, and who is Shechem, that we should serve him? is not he the son of Jerubbaal? and Zebul his officer? serve the men of Hamor the father of Shechem: for why should we serve him? وچون جعل آن گروه را دید به زبول گفت: «اینک گروهی از سر کوهها به زیر می‌آیند.» زبول وی راگفت: «سایه کوهها را مثل مردم می‌بینی.» bible_en_fa And would to God this people were under my hand! then would I remove Abimelech. And he said to Abimelech, Increase thine army, and come out. باردیگر جعل متکلم شده، گفت: «اینک گروهی ازبلندی زمین به زیر می‌آیند و جمعی دیگر از راه بلوط معونیم می‌آیند.» bible_en_fa And when Zebul the ruler of the city heard the words of Gaal the son of Ebed, his anger was kindled. زبول وی را گفت: «الان زبان تو کجاست که گفتی ابیملک کیست که او را بندگی نماییم؟ آیا این آن قوم نیست که حقیرشمردی؟ پس حال بیرون رفته، با ایشان جنگ کن.» bible_en_fa And he sent messengers unto Abimelech privily, saying, Behold, Gaal the son of Ebed and his brethren be come to Shechem; and, behold, they fortify the city against thee. و جعل پیش روی اهل شکیم بیرون شده، با ابیملک جنگ کرد. bible_en_fa Now therefore up by night, thou and the people that is with thee, and lie in wait in the field: و ابیملک او را منهزم ساخت که از حضور وی فرار کرد و بسیاری تادهنه دروازه مجروح افتادند. bible_en_fa And it shall be, that in the morning, as soon as the sun is up, thou shalt rise early, and set upon the city: and, behold, when he and the people that is with him come out against thee, then mayest thou do to them as thou shalt find occasion. و ابیملک درارومه ساکن شد، و زبول، جعل و برادرانش رابیرون کرد تا در شکیم نباشند. bible_en_fa And Abimelech rose up, and all the people that were with him, by night, and they laid wait against Shechem in four companies. و در فردای آن روز واقع شد که مردم به صحرا بیرون رفتند، و ابیملک را خبر دادند. bible_en_fa And Gaal the son of Ebed went out, and stood in the entering of the gate of the city: and Abimelech rose up, and the people that were with him, from lying in wait. پس مردان خود را گرفته، ایشان را به سه فرقه تقسیم نمود، و در صحرا در کمین نشست، و نگاه کرد و اینک مردم از شهر بیرون می‌آیند، پس برایشان برخاسته، ایشان را شکست داد. bible_en_fa And when Gaal saw the people, he said to Zebul, Behold, there come people down from the top of the mountains. And Zebul said unto him, Thou seest the shadow of the mountains as if they were men. وابیملک با فرقه‌ای که با وی بودند حمله برده، دردهنه دروازه شهر ایستادند، و آن دو فرقه برکسانی که در صحرا بودند هجوم آوردند، و ایشان را شکست دادند. bible_en_fa And Gaal spake again and said, See there come people down by the middle of the land, and another company come along by the plain of Meonenim. و ابیملک در تمامی آن روزبا شهر جنگ کرده، شهر را گرفت و مردم را که درآن بودند، کشت، و شهر را منهدم ساخته، نمک در آن کاشت. bible_en_fa Then said Zebul unto him, Where is now thy mouth, wherewith thou saidst, Who is Abimelech, that we should serve him? is not this the people that thou hast despised? go out, I pray now, and fight with them. و چون همه مردان برج شکیم این راشنیدند، به قلعه بیت ئیل بریت داخل شدند. bible_en_fa And Gaal went out before the men of Shechem, and fought with Abimelech. وبه ابیملک خبر دادند که همه مردان برج شکیم جمع شده‌اند. bible_en_fa And Abimelech chased him, and he fled before him, and many were overthrown and wounded, even unto the entering of the gate. آنگاه ابیملک با همه کسانی که باوی بودند به کوه صلمون برآمدند، و ابیملک تبری به‌دست گرفته، شاخه‌ای از درخت بریده، آن را گرفت و بر دوش خود نهاده، به کسانی که باوی بودند، گفت: «آنچه مرا دیدید که کردم تعجیل نموده، مثل من بکنید.» bible_en_fa And Abimelech dwelt at Arumah: and Zebul thrust out Gaal and his brethren, that they should not dwell in Shechem. و تمامی قوم، هر کس شاخه خود را بریده، در عقب ابیملک افتادند و آنها را به اطراف قلعه نهاده، قلعه را بر سرایشان به آتش سوزانیدند، به طوری که همه مردمان برج شکیم که تخمین هزار مرد و زن بودند، بمردند. bible_en_fa And it came to pass on the morrow, that the people went out into the field; and they told Abimelech. و ابیملک به تاباص رفت و بر تاباص اردوزده، آن را گرفت. bible_en_fa And he took the people, and divided them into three companies, and laid wait in the field, and looked, and, behold, the people were come forth out of the city; and he rose up against them, and smote them. و در میان شهر برج محکمی بود و همه مردان و زنان و تمامی اهل شهر درآنجا فرار کردند، و درها را بر خود بسته، به پشت بام برج برآمدند. bible_en_fa And Abimelech, and the company that was with him, rushed forward, and stood in the entering of the gate of the city: and the two other companies ran upon all the people that were in the fields, and slew them. و ابیملک نزد برج آمده، با آن جنگ کرد، و به دروازه برج نزدیک شد تا آن را به آتش بسوزاند. bible_en_fa And Abimelech fought against the city all that day; and he took the city, and slew the people that was therein, and beat down the city, and sowed it with salt. آنگاه زنی سنگ بالائین آسیایی گرفته، بر سر ابیملک انداخت و کاسه سرش را شکست. bible_en_fa And when all the men of the tower of Shechem heard that, they entered into an hold of the house of the god Berith. پس جوانی را که سلاحدارش بود به زودی صدا زده، وی را گفت: «شمشیر خود را کشیده، مرا بکش، مبادا درباره من بگویند زنی او را کشت.» پس غلامش شمشیررا به او فرو برد که مرد. bible_en_fa And it was told Abimelech, that all the men of the tower of Shechem were gathered together. و چون مردان اسرائیل دیدند که ابیملک مرده است، هر کس به مکان خود رفت. bible_en_fa And Abimelech gat him up to mount Zalmon, he and all the people that were with him; and Abimelech took an axe in his hand, and cut down a bough from the trees, and took it, and laid it on his shoulder, and said unto the people that were with him, What ye have seen me do, make haste, and do as I have done. پس خدا شر ابیملک را که به پدرخود به کشتن هفتاد برادر خویش رسانیده بود، مکافات کرد.و خدا تمامی شر مردم شکیم رابر سر ایشان برگردانید، و لعنت یوتام بن یربعل برایشان رسید. bible_en_fa And all the people likewise cut down every man his bough, and followed Abimelech, and put them to the hold, and set the hold on fire upon them; so that all the men of the tower of Shechem died also, about a thousand men and women. و خدا تمامی شر مردم شکیم رابر سر ایشان برگردانید، و لعنت یوتام بن یربعل برایشان رسید. bible_en_fa Then went Abimelech to Thebez, and encamped against Thebez, and took it. و بعد از ابیملک تولع بن فواه بن دودا، مردی از سبط یساکار، برخاست تااسرائیل را رهایی دهد، و او در شامیر در کوهستان افرایم ساکن بود. bible_en_fa But there was a strong tower within the city, and thither fled all the men and women, and all they of the city, and shut it to them, and gat them up to the top of the tower. و او بر اسرائیل بیست و سه سال داوری نمود، پس وفات یافته، در شامیر مدفون شد. bible_en_fa And Abimelech came unto the tower, and fought against it, and went hard unto the door of the tower to burn it with fire. و بعد از او یائیر جلعادی برخاسته، براسرائیل بیست و دو سال داوری نمود. bible_en_fa And a certain woman cast a piece of a millstone upon Abimelech's head, and all to brake his skull. و او راسی پسر بود که بر سی کره الاغ سوار می‌شدند، وایشان را سی شهر بود که تا امروز به حووت یائیرنامیده است، و در زمین جلعاد می‌باشد. bible_en_fa Then he called hastily unto the young man his armourbearer, and said unto him, Draw thy sword, and slay me, that men say not of me, A woman slew him. And his young man thrust him through, and he died. و یائیروفات یافته، در قامون دفن شد. bible_en_fa And when the men of Israel saw that Abimelech was dead, they departed every man unto his place. و بنی‌اسرائیل باز در نظر خداوند شرارت ورزیده، بعلیم و عشتاروت و خدایان ارام وخدایان صیدون و خدایان موآب و خدایان بنی عمون و خدایان فلسطینیان را عبادت نمودند، و یهوه را ترک کرده، او را عبادت نکردند. bible_en_fa Thus God rendered the wickedness of Abimelech, which he did unto his father, in slaying his seventy brethren: وغضب خداوند بر اسرائیل افروخته شده، ایشان را به‌دست فلسطینیان و به‌دست بنی عمون فروخت. bible_en_fa And all the evil of the men of Shechem did God render upon their heads: and upon them came the curse of Jotham the son of Jerubbaal. و ایشان در آن سال بر بنی‌اسرائیل ستم و ظلم نمودند، و بر جمیع بنی‌اسرائیل که به آن طرف اردن در زمین اموریان که در جلعادباشد، بودند، هجده سال ظلم کردند. bible_en_fa And after Abimelech there arose to defend Israel Tola the son of Puah, the son of Dodo, a man of Issachar; and he dwelt in Shamir in mount Ephraim. وبنی عمون از اردن عبور کردند، تا با یهودا و بنیامین و خاندان افرایم نیز جنگ کنند، و اسرائیل درنهایت تنگی بودند. bible_en_fa And he judged Israel twenty and three years, and died, and was buried in Shamir. و بنی‌اسرائیل نزد خداوند فریاد برآورده، گفتند: «به تو گناه کرده‌ایم، چونکه خدای خود راتر ک کرده، بعلیم را عبادت نمودیم.» bible_en_fa And after him arose Jair, a Gileadite, and judged Israel twenty and two years. خداوندبه بنی‌اسرائیل گفت: «آیا شما را از مصریان واموریان و بنی عمون و فلسطینیان رهایی ندادم؟ bible_en_fa And he had thirty sons that rode on thirty ass colts, and they had thirty cities, which are called Havoth-jair unto this day, which are in the land of Gilead. و چون صیدونیان و عمالیقیان و معونیان برشما ظلم کردند، نزد من فریاد برآورید و شما را از دست ایشان رهایی دادم. bible_en_fa And Jair died, and was buried in Camon. لیکن شما مرا ترک کرده، خدایان غیر را عبادت نمودید، پس دیگرشما را رهایی نخواهم داد. bible_en_fa And the children of Israel did evil again in the sight of the LORD, and served Baalim, and Ashtaroth, and the gods of Syria, and the gods of Zidon, and the gods of Moab, and the gods of the children of Ammon, and the gods of the Philistines, and forsook the LORD, and served not him. بروید و نزدخدایانی که اختیار کرده‌اید، فریاد برآورید، وآنها شما را در وقت تنگی شما رهایی دهند.» bible_en_fa And the anger of the LORD was hot against Israel, and he sold them into the hands of the Philistines, and into the hands of the children of Ammon. بنی‌اسرائیل به خداوند گفتند: «گناه کرده‌ایم، پس برحسب آنچه درنظر تو پسند آید به ما عمل نما، فقط امروز ما را رهایی ده.» bible_en_fa And that year they vexed and oppressed the children of Israel: eighteen years, all the children of Israel that were on the other side Jordan in the land of the Amorites, which is in Gilead. پس ایشان خدایان غیر را از میان خود دور کرده، یهوه راعبادت نمودند، و دل او به‌سبب تنگی اسرائیل محزون شد. bible_en_fa Moreover the children of Ammon passed over Jordan to fight also against Judah, and against Benjamin, and against the house of Ephraim; so that Israel was sore distressed. پس بنی عمون جمع شده، در جلعاد اردوزدند، و بنی‌اسرائیل جمع شده، در مصفه اردوزدند.و قوم یعنی سروران جلعاد به یکدیگرگفتند: «کیست آن که جنگ را با بنی عمون شروع کند؟ پس وی سردار جمیع ساکنان جلعادخواهد بود.» bible_en_fa And the children of Israel cried unto the LORD, saying, We have sinned against thee, both because we have forsaken our God, and also served Baalim. و قوم یعنی سروران جلعاد به یکدیگرگفتند: «کیست آن که جنگ را با بنی عمون شروع کند؟ پس وی سردار جمیع ساکنان جلعادخواهد بود.» bible_en_fa And the LORD said unto the children of Israel, Did not I deliver you from the Egyptians, and from the Amorites, from the children of Ammon, and from the Philistines? و یفتاح جلعادی مردی زورآور، شجاع، وپسر فاحشه‌ای بود، و جلعاد یفتاح را تولیدنمود. bible_en_fa The Zidonians also, and the Amalekites, and the Maonites, did oppress you; and ye cried to me, and I delivered you out of their hand. و زن جلعاد پسران برای وی زایید، وچون پسران زنش بزرگ شدند یفتاح را بیرون کرده، به وی گفتند: «تو در خانه پدر ما میراث نخواهی یافت، زیرا که تو پسر زن دیگر هستی.» bible_en_fa Yet ye have forsaken me, and served other gods: wherefore I will deliver you no more. پس یفتاح از حضور برادران خود فرار کرده، درزمین طوب ساکن شد، و مردان باطل نزد یفتاح جمع شده، همراه وی بیرون می‌رفتند. bible_en_fa Go and cry unto the gods which ye have chosen; let them deliver you in the time of your tribulation. و واقع شد بعد از مرور ایام که بنی عمون بااسرائیل جنگ کردند. bible_en_fa And the children of Israel said unto the LORD, We have sinned: do thou unto us whatsoever seemeth good unto thee; deliver us only, we pray thee, this day. و چون بنی عمون بااسرائیل جنگ کردند، مشایخ جلعاد رفتند تایفتاح را از زمین طوب بیاروند. bible_en_fa And they put away the strange gods from among them, and served the LORD: and his soul was grieved for the misery of Israel. و به یفتاح گفتندبیا سردار ما باش تا با بنی عمون جنگ نماییم.» bible_en_fa Then the children of Ammon were gathered together, and encamped in Gilead. And the children of Israel assembled themselves together, and encamped in Mizpeh. یفتاح به مشایخ جلعاد گفت: «آیا شما به من بغض ننمودید؟ و مرا از خانه پدرم بیرون نکردید؟ و الان چونکه در تنگی هستید چرا نزدمن آمده‌اید؟» bible_en_fa And the people and princes of Gilead said one to another, What man is he that will begin to fight against the children of Ammon? he shall be head over all the inhabitants of Gilead. مشایخ جلعاد به یفتاح گفتند: «از این سبب الان نزد تو برگشته‌ایم تا همراه ما آمده، بابنی عمون جنگ نمایی، و بر ما و بر تمامی ساکنان جلعاد سردار باشی.» bible_en_fa Now Jephthah the Gileadite was a mighty man of valour, and he was the son of an harlot: and Gilead begat Jephthah. یفتاح به مشایخ جلعادگفت: «اگر مرا برای جنگ کردن با بنی عمون بازآورید و خداوند ایشان را به‌دست من بسپارد، آیامن سردار شما خواهم بود.» bible_en_fa And Gilead's wife bare him sons; and his wife's sons grew up, and they thrust out Jephthah, and said unto him, Thou shalt not inherit in our father's house; for thou art the son of a strange woman. و مشایخ جلعاد به یفتاح گفتند: «خداونددر میان ما شاهد باشد که البته برحسب سخن توعمل خواهیم نمود. bible_en_fa Then Jephthah fled from his brethren, and dwelt in the land of Tob: and there were gathered vain men to Jephthah, and went out with him. پس یفتاح با مشایخ جلعاد رفت و قوم او را بر خود رئیس و سردارساختند، و یفتاح تمام سخنان خود را به حضورخداوند در مصفه گفت. bible_en_fa And it came to pass in process of time, that the children of Ammon made war against Israel. و یفتاح قاصدان نزد ملک بنی عمون فرستاده، گفت: «تو را با من چه‌کار است که نزد من آمده‌ای تا با زمین من جنگ نمایی؟» bible_en_fa And it was so, that when the children of Ammon made war against Israel, the elders of Gilead went to fetch Jephthah out of the land of Tob: ملک بنی عمون به قاصدان یفتاح گفت: «از این سبب که اسرائیل چون از مصر بیرون آمدند زمین مرا ازارنون تا یبوق و اردن گرفتند، پس الان آن زمینهارا به سلامتی به من رد نما.» bible_en_fa And they said unto Jephthah, Come, and be our captain, that we may fight with the children of Ammon. و یفتاح بار دیگر قاصدان نزد ملک بنی عمون فرستاد. bible_en_fa And Jephthah said unto the elders of Gilead, Did not ye hate me, and expel me out of my father's house? and why are ye come unto me now when ye are in distress? و او را گفت که «یفتاح چنین می‌گوید: اسرائیل زمین موآب و زمین بنی عمون را نگرفت. bible_en_fa And the elders of Gilead said unto Jephthah, Therefore we turn again to thee now, that thou mayest go with us, and fight against the children of Ammon, and be our head over all the inhabitants of Gilead. زیرا که چون اسرائیل از مصر بیرون آمدند، در بیابان تا بحر قلزم سفر کرده، به قادش رسیدند.» bible_en_fa And Jephthah said unto the elders of Gilead, If ye bring me home again to fight against the children of Ammon, and the LORD deliver them before me, shall I be your head? و اسرائیل رسولان نزد ملک ادوم فرستاده، گفتند: «تمنا اینکه از زمین تو بگذریم. اما ملک ادوم قبول نکرد، و نزد ملک موآب نیز فرستادند و او راضی نشد، پس اسرائیل در قادش ماندند. bible_en_fa And the elders of Gilead said unto Jephthah, The LORD be witness between us, if we do not so according to thy words. پس در بیابان سیر کرده، زمین ادوم و زمین موآب را دور زدند و به‌جانب شرقی زمین موآب آمده، به آن طرف ارنون اردو زدند، وبه حدود موآب داخل نشدند، زیرا که ارنون حدموآب بود. bible_en_fa Then Jephthah went with the elders of Gilead, and the people made him head and captain over them: and Jephthah uttered all his words before the LORD in Mizpeh. و اسرائیل رسولان نزد سیحون، ملک اموریان، ملک حشبون، فرستادند، واسرائیل به وی گفتند: تمنا اینکه از زمین تو به مکان خود عبور نماییم. bible_en_fa And Jephthah sent messengers unto the king of the children of Ammon, saying, What hast thou to do with me, that thou art come against me to fight in my land? اما سیحون بر اسرائیل اعتماد ننمود تا از حدود او بگذرند، بلکه سیحون تمامی قوم خود را جمع کرده، در یاهص اردوزدند و با اسرائیل جنگ نمودند. bible_en_fa And the king of the children of Ammon answered unto the messengers of Jephthah, Because Israel took away my land, when they came up out of Egypt, from Arnon even unto Jabbok, and unto Jordan: now therefore restore those lands again peaceably. و یهوه خدای اسرائیل سیحون و تمامی قومش را به‌دست اسرائیل تسلیم نمود که ایشان را شکست دادند، پس اسرائیل تمامی زمین اموریانی که ساکن آن ولایت بودند در تصرف آوردند. bible_en_fa And Jephthah sent messengers again unto the king of the children of Ammon: و تمامی حدود اموریان را از ارنون تا بیوق و از بیابان تااردن به تصرف آوردند. bible_en_fa And said unto him, Thus saith Jephthah, Israel took not away the land of Moab, nor the land of the children of Ammon: پس حال یهوه، خدای اسرائیل، اموریان را از حضور قوم خود اسرائیل اخراج نموده است، و آیا تو آنها را به تصرف خواهی آورد؟ bible_en_fa But when Israel came up from Egypt, and walked through the wilderness unto the Red sea, and came to Kadesh; آیا آنچه خدای تو، کموش به تصرف تو بیاورد، مالک آن نخواهی شد؟ وهمچنین هرکه را یهوه، خدای ما از حضور مااخراج نماید آنها را مالک خواهیم بود. bible_en_fa Then Israel sent messengers unto the king of Edom, saying, Let me, I pray thee, pass through thy land: but the king of Edom would not hearken thereto. And in like manner they sent unto the king of Moab: but he would not consent: and Israel abode in Kadesh. و حال آیا تو از بالاق بن صفور، ملک موآب بهتر هستی وآیا او با اسرائیل هرگز مقاتله کرد یا با ایشان جنگ نمود؟ bible_en_fa Then they went along through the wilderness, and compassed the land of Edom, and the land of Moab, and came by the east side of the land of Moab, and pitched on the other side of Arnon, but came not within the border of Moab: for Arnon was the border of Moab. هنگامی که اسرائیل در حشبون ودهاتش و عروعیر و دهاتش و در همه شهرهایی که بر کناره ارنون است، سیصد سال ساکن بودند پس در آن مدت چرا آنها را باز نگرفتید؟ bible_en_fa And Israel sent messengers unto Sihon king of the Amorites, the king of Heshbon; and Israel said unto him, Let us pass, we pray thee, through thy land into my place. من به تو گناه نکردم بلکه تو به من بدی کردی که با من جنگ می‌نمایی. پس یهوه که داور مطلق است امروز در میان بنی‌اسرائیل و بنی عمون داوری نماید.» bible_en_fa But Sihon trusted not Israel to pass through his coast: but Sihon gathered all his people together, and pitched in Jahaz, and fought against Israel. اما ملک بنی عمون سخن یفتاح را که به او فرستاده بود، گوش نگرفت. bible_en_fa And the LORD God of Israel delivered Sihon and all his people into the hand of Israel, and they smote them: so Israel possessed all the land of the Amorites, the inhabitants of that country. و روح خداوند بر یفتاح آمد و او از جلعادو منسی گذشت و از مصفه جلعاد عبور کرد و ازمصفه جلعاد به سوی بنی عمون گذشت. bible_en_fa And they possessed all the coasts of the Amorites, from Arnon even unto Jabbok, and from the wilderness even unto Jordan. ویفتاح برای خداوند نذر کرده، گفت: «اگربنی عمون را به‌دست من تسلیم نمایی، bible_en_fa So now the LORD God of Israel hath dispossessed the Amorites from before his people Israel, and shouldest thou possess it? آنگاه وقتی که به سلامتی از بنی عمون برگردم، هر‌چه به استقبال من از در خانه‌ام بیرون آید از آن خداوندخواهد بود، و آن را برای قربانی سوختنی خواهم گذرانید.» bible_en_fa Wilt not thou possess that which Chemosh thy god giveth thee to possess? So whomsoever the LORD our God shall drive out from before us, them will we possess. پس یفتاح به سوی بنی عمون گذشت تا با ایشان جنگ نماید، و خداوند ایشان را به‌دست او تسلیم کرد. bible_en_fa And now art thou any thing better than Balak the son of Zippor, king of Moab? did he ever strive against Israel, or did he ever fight against them, و ایشان را از عروعیرتا منیت که بیست شهر بود و تا آبیل کرامیم به صدمه بسیار عظیم شکست داد، و بنی عمون ازحضور بنی‌اسرائیل مغلوب شدند. bible_en_fa While Israel dwelt in Heshbon and her towns, and in Aroer and her towns, and in all the cities that be along by the coasts of Arnon, three hundred years? why therefore did ye not recover them within that time? و یفتاح به مصفه به خانه خود آمد و اینک دخترش به استقبال وی با دف و رقص بیرون آمدو او دختر یگانه او بود و غیر از او پسری یادختری نداشت. bible_en_fa Wherefore I have not sinned against thee, but thou doest me wrong to war against me: the LORD the Judge be judge this day between the children of Israel and the children of Ammon. و چون او را دید، لباس خودرا دریده، گفت: «آه‌ای دختر من، مرا بسیار ذلیل کردی و تو یکی از آزارندگان من شدی، زیرا دهان خود را به خداوند باز نموده‌ام و نمی توانم برگردم.» bible_en_fa Howbeit the king of the children of Ammon hearkened not unto the words of Jephthah which he sent him. و او وی را گفت: «ای پدر من دهان خود را نزد خداوند باز کردی پس با من چنانکه ازدهانت بیرون آمد عمل نما، چونکه خداوند انتقام تو را از دشمنانت بنی عمون کشیده است.» bible_en_fa Then the Spirit of the LORD came upon Jephthah, and he passed over Gilead, and Manasseh, and passed over Mizpeh of Gilead, and from Mizpeh of Gilead he passed over unto the children of Ammon. و به پدر خود گفت: «این کار به من معمول شود. دو ماه مرا مهلت بده تا رفته بر کوهها گردش نمایم وبرای بکریت خود با رفقایم ماتم گیرم.» bible_en_fa And Jephthah vowed a vow unto the LORD, and said, If thou shalt without fail deliver the children of Ammon into mine hands, اوگفت: «برو». و او را دو ماه روانه نمود پس او بارفقای خود رفته، برای بکریتش بر کوهها ماتم گرفت. bible_en_fa Then it shall be, that whatsoever cometh forth of the doors of my house to meet me, when I return in peace from the children of Ammon, shall surely be the LORD's, and I will offer it up for a burnt offering. و واقع شد که بعد از انقضای دو ماه نزدپدر خود برگشت و او موافق نذری که کرده بود به او عمل نمود، و آن دختر مردی را نشناخت، پس در اسرائیل عادت شد،که دختران اسرائیل سال به سال می‌رفتند تا برای دختر یفتاح جلعادی چهار روز در هر سال ماتم گیرند. bible_en_fa So Jephthah passed over unto the children of Ammon to fight against them; and the LORD delivered them into his hands. که دختران اسرائیل سال به سال می‌رفتند تا برای دختر یفتاح جلعادی چهار روز در هر سال ماتم گیرند. bible_en_fa And he smote them from Aroer, even till thou come to Minnith, even twenty cities, and unto the plain of the vineyards, with a very great slaughter. Thus the children of Ammon were subdued before the children of Israel. و مردان افرایم جمع شده، به طرف شمال گذشتند، و به یفتاح گفتند: «چرابرای جنگ کردنت با بنی عمون رفتی و ما رانطلبیدی تا همراه تو بیاییم؟ پس خانه تو را بر سرتو خواهیم سوزانید.» bible_en_fa And Jephthah came to Mizpeh unto his house, and, behold, his daughter came out to meet him with timbrels and with dances: and she was his only child; beside her he had neither son nor daughter. و یفتاح به ایشان گفت: «مرا و قوم مرا با بنی عمون جنگ سخت می‌بود، وچون شما را خواندم مرا از دست ایشان رهایی ندادید. bible_en_fa And it came to pass, when he saw her, that he rent his clothes, and said, Alas, my daughter! thou hast brought me very low, and thou art one of them that trouble me: for I have opened my mouth unto the LORD, and I cannot go back. پس چون دیدم که شما مرا رهایی نمی دهید جان خود را به‌دست خود گرفته، به سوی بنی عمون رفتم و خداوند ایشان را به‌دست من تسلیم نمود، پس چرا امروز نزد من برآمدید تابا من جنگ نمایید؟» bible_en_fa And she said unto him, My father, if thou hast opened thy mouth unto the LORD, do to me according to that which hath proceeded out of thy mouth; forasmuch as the LORD hath taken vengeance for thee of thine enemies, even of the children of Ammon. پس یفتاح تمامی مردان جلعاد را جمع کرده، با افرایم جنگ نمود و مردان جلعاد افرایم را شکست دادند، چونکه گفته بودندای اهل جلعاد شما فراریان افرایم در میان افرایم و در میان منسی هستید. bible_en_fa And she said unto her father, Let this thing be done for me: let me alone two months, that I may go up and down upon the mountains, and bewail my virginity, I and my fellows. و اهل جلعاد معبرهای اردن را پیش روی افرایم گرفتند و واقع شد که چون یکی از گریزندگان افرایم می‌گفت: «بگذارید عبور نمایم.» اهل جلعاد می‌گفتند: «آیاتو افرایمی هستی؟» و اگر می‌گفت نی، bible_en_fa And he said, Go. And he sent her away for two months: and she went with her companions, and bewailed her virginity upon the mountains. پس او رامی گفتند: بگو شبولت، و او می‌گفت سبولت، چونکه نمی توانست به درستی تلفظ نماید، پس او را گرفته، نزد معبرهای اردن می‌کشتند، و در آن وقت چهل و دو هزار نفر از افرایم کشته شدند. bible_en_fa And it came to pass at the end of two months, that she returned unto her father, who did with her according to his vow which he had vowed: and she knew no man. And it was a custom in Israel, و یفتاح بر اسرائیل شش سال داوری نمود. پس یفتاح جلعادی وفات یافته، در یکی ازشهرهای جلعاد دفن شد. bible_en_fa That the daughters of Israel went yearly to lament the daughter of Jephthah the Gileadite four days in a year. و بعد از او ابصان بیت لحمی بر اسرائیل داوری نمود. bible_en_fa And the men of Ephraim gathered themselves together, and went northward, and said unto Jephthah, Wherefore passedst thou over to fight against the children of Ammon, and didst not call us to go with thee? we will burn thine house upon thee with fire. و او را سی پسر بود و سی دختر که بیرون فرستاده بود و از بیرون سی دختر برای پسران خود آورد و هفت سال بر اسرائیل داوری نمود. bible_en_fa And Jephthah said unto them, I and my people were at great strife with the children of Ammon; and when I called you, ye delivered me not out of their hands. و ابصان مرد و در بیت لحم دفن شد. bible_en_fa And when I saw that ye delivered me not, I put my life in my hands, and passed over against the children of Ammon, and the LORD delivered them into my hand: wherefore then are ye come up unto me this day, to fight against me? وبعد از او ایلون زبولونی بر اسرائیل داوری نمود وداوری او بر اسرائیل ده سال بود. bible_en_fa Then Jephthah gathered together all the men of Gilead, and fought with Ephraim: and the men of Gilead smote Ephraim, because they said, Ye Gileadites are fugitives of Ephraim among the Ephraimites, and among the Manassites. و ایلون زبولونی مرد و در ایلون در زمین زبولون دفن شد. bible_en_fa And the Gileadites took the passages of Jordan before the Ephraimites: and it was so, that when those Ephraimites which were escaped said, Let me go over; that the men of Gilead said unto him, Art thou an Ephraimite? If he said, Nay; و بعد از او عبدون بن هلیل فرعتونی براسرائیل داوری نمود. bible_en_fa Then said they unto him, Say now Shibboleth: and he said Sibboleth: for he could not frame to pronounce it right. Then they took him, and slew him at the passages of Jordan: and there fell at that time of the Ephraimites forty and two thousand. و او را چهل پسر و سی نواده بود، که بر هفتاد کره الاغ سوار می‌شدند وهشت سال بر اسرائیل داوری نمود.و عبدون بن هلیل فرعتونی مرد و در فرعتون در زمین افرایم در کوهستان عمالیقیان دفن شد. bible_en_fa And Jephthah judged Israel six years. Then died Jephthah the Gileadite, and was buried in one of the cities of Gilead. و عبدون بن هلیل فرعتونی مرد و در فرعتون در زمین افرایم در کوهستان عمالیقیان دفن شد. bible_en_fa And after him Ibzan of Bethlehem judged Israel. و بنی‌اسرائیل بار دیگر در نظر خداوندشرارت ورزیدند، و خداوند ایشان را به‌دست فلسطینیان چهل سال تسلیم کرد. bible_en_fa And he had thirty sons, and thirty daughters, whom he sent abroad, and took in thirty daughters from abroad for his sons. And he judged Israel seven years. و شخصی از صرعه از قبیله دان، مانوح نام بود، و زنش نازاد بوده، نمی زایید. bible_en_fa Then died Ibzan, and was buried at Bethlehem. و فرشته خداوند به آن زن ظاهر شده، او را گفت: «اینک توحال نازاد هستی و نزاییده‌ای لیکن حامله شده، پسری خواهی زایید. bible_en_fa And after him Elon, a Zebulonite, judged Israel; and he judged Israel ten years. و الان باحذر باش و هیچ شراب و مسکری منوش و هیچ‌چیز نجس مخور. bible_en_fa And Elon the Zebulonite died, and was buried in Aijalon in the country of Zebulun. زیرا یقین حامله شده، پسری خواهی زایید، واستره بر سرش نخواهد آمد، زیرا آن ولد از رحم مادر خود برای خدا نذیره خواهد بود، و او به رهانیدن اسرائیل از دست فلسطینیان شروع خواهد کرد.» bible_en_fa And after him Abdon the son of Hillel, a Pirathonite, judged Israel. پس آن زن آمده، شوهر خود را خطاب کرده، گفت: «مرد خدایی نزد من آمد، و منظر اومثل منظر فرشته خدا بسیار مهیب بود. و نپرسیدم که از کجاست و از اسم خود مرا خبر نداد. bible_en_fa And he had forty sons and thirty nephews, that rode on threescore and ten ass colts: and he judged Israel eight years. و به من گفت اینک حامله شده، پسری خواهی زایید، و الان هیچ شراب و مسکری منوش، و هیچ‌چیزنجس مخور زیرا که آن ولد از رحم مادر تا روزوفاتش برای خدا نذیره خواهد بود.» bible_en_fa And Abdon the son of Hillel the Pirathonite died, and was buried in Pirathon in the land of Ephraim, in the mount of the Amalekites. و مانوح از خداوند استدعا نموده، گفت: «آه‌ای خداوند تمنا اینکه آن مرد خدا که فرستادی بار دیگر نزد ما بیاید و ما را تعلیم دهد که با ولدی که مولود خواهد شد، چگونه رفتار نماییم.» bible_en_fa And the children of Israel did evil again in the sight of the LORD; and the LORD delivered them into the hand of the Philistines forty years. و خدا آواز مانوح را شنید و فرشته خدا باردیگر نزد آن زن آمد و او در صحرا نشسته بود، اماشوهرش مانوح نزد وی نبود. bible_en_fa And there was a certain man of Zorah, of the family of the Danites, whose name was Manoah; and his wife was barren, and bare not. و آن زن به زودی دویده، شوهر خود را خبر داده، به وی گفت: «اینک آن مرد که در آن روز نزد من آمد، باردیگر ظاهر شده است.» bible_en_fa And the angel of the LORD appeared unto the woman, and said unto her, Behold now, thou art barren, and bearest not: but thou shalt conceive, and bear a son. و مانوح برخاسته، در عقب زن خود روانه شد، و نزد آن شخص آمده، وی را گفت: «آیا توآن مرد هستی که با این زن سخن گفتی؟» او گفت: «من هستم.» bible_en_fa Now therefore beware, I pray thee, and drink not wine nor strong drink, and eat not any unclean thing: مانوح گفت: «کلام تو واقع بشوداما حکم آن ولد و معامله با وی چه خواهد بود؟» bible_en_fa For, lo, thou shalt conceive, and bear a son; and no rasor shall come on his head: for the child shall be a Nazarite unto God from the womb: and he shall begin to deliver Israel out of the hand of the Philistines. و فرشته خداوند به مانوح گفت: «از هر‌آنچه به زن گفتم اجتناب نماید. bible_en_fa Then the woman came and told her husband, saying, A man of God came unto me, and his countenance was like the countenance of an angel of God, very terrible: but I asked him not whence he was, neither told he me his name: از هر حاصل مو زنهارنخورد و هیچ شراب و مسکری ننوشد، و هیچ‌چیز نجس نخورد و هر‌آنچه به او امر فرمودم، نگاهدارد.» bible_en_fa But he said unto me, Behold, thou shalt conceive, and bear a son; and now drink no wine nor strong drink, neither eat any unclean thing: for the child shall be a Nazarite to God from the womb to the day of his death. و مانوح به فرشته خداوند گفت: «تو راتعویق بیندازیم و برایت گوساله‌ای تهیه بینیم.» bible_en_fa Then Manoah intreated the LORD, and said, O my Lord, let the man of God which thou didst send come again unto us, and teach us what we shall do unto the child that shall be born. فرشته خداوند به مانوح گفت: «اگر‌چه مراتعویق اندازی، از نان تو نخواهم خورد، و اگرقربانی سوختنی بگذرانی آن را برای یهوه بگذران.» زیرا مانوح نمی دانست که فرشته خداوند است. bible_en_fa And God hearkened to the voice of Manoah; and the angel of God came again unto the woman as she sat in the field: but Manoah her husband was not with her. و مانوح به فرشته خداوند گفت: «نام تو چیست تا چون کلام تو واقع شود، تو رااکرام نماییم.» bible_en_fa And the woman made haste, and ran, and shewed her husband, and said unto him, Behold, the man hath appeared unto me, that came unto me the other day. فرشته خداوند وی را گفت: «چرا درباره اسم من سوال می‌کنی چونکه آن عجیب است.» bible_en_fa And Manoah arose, and went after his wife, and came to the man, and said unto him, Art thou the man that spakest unto the woman? And he said, I am. پس مانوح گوساله و هدیه آردی را گرفته، بر آن سنگ برای خداوند گذرانید، و فرشته کاری عجیب کرد و مانوح و زنش می‌دیدند. bible_en_fa And Manoah said, Now let thy words come to pass. How shall we order the child, and how shall we do unto him? زیراواقع شد که چون شعله آتش از مذبح به سوی آسمان بالا می‌رفت، فرشته خداوند در شعله مذبح صعود نمود، و مانوح و زنش چون دیدند، رو به زمین افتادند. bible_en_fa And the angel of the LORD said unto Manoah, Of all that I said unto the woman let her beware. و فرشته خداوند بر مانوح وزنش دیگر ظاهر نشد، پس مانوح دانست که فرشته خداوند بود. bible_en_fa She may not eat of any thing that cometh of the vine, neither let her drink wine or strong drink, nor eat any unclean thing: all that I commanded her let her observe. و مانوح به زنش گفت: «البته خواهیم مرد، زیرا خدا را دیدیم.» bible_en_fa And Manoah said unto the angel of the LORD, I pray thee, let us detain thee, until we shall have made ready a kid for thee. امازنش گفت: «اگر خداوند می‌خواست ما را بکشدقربانی سوختنی و هدیه آردی را از دست ما قبول نمی کرد، و همه این چیزها را به ما نشان نمی داد، ودر این وقت مثل این امور را به سمع ما نمی رسانید.» bible_en_fa And the angel of the LORD said unto Manoah, Though thou detain me, I will not eat of thy bread: and if thou wilt offer a burnt offering, thou must offer it unto the LORD. For Manoah knew not that he was an angel of the LORD. و آن زن پسری زاییده، او را شمشون نام نهاد، و پسر نمو کرد و خداوند او را برکت داد.و روح خداوند در لشکرگاه دان در میان صرعه و اشتاول به برانگیختن او شروع نمود. bible_en_fa And Manoah said unto the angel of the LORD, What is thy name, that when thy sayings come to pass we may do thee honour? و روح خداوند در لشکرگاه دان در میان صرعه و اشتاول به برانگیختن او شروع نمود. bible_en_fa And the angel of the LORD said unto him, Why askest thou thus after my name, seeing it is secret? و شمشون به تمنه فرود آمده، زنی ازدختران فلسطینیان در تمنه دید. bible_en_fa So Manoah took a kid with a meat offering, and offered it upon a rock unto the LORD: and the angel did wondrously; and Manoah and his wife looked on. وآمده، به پدر و مادر خود بیان کرده، گفت: «زنی ازدختران فلسطینیان در تمنه دیدم، پس الان او رابرای من به زنی بگیرید.» bible_en_fa For it came to pass, when the flame went up toward heaven from off the altar, that the angel of the LORD ascended in the flame of the altar. And Manoah and his wife looked on it, and fell on their faces to the ground. پدر و مادرش وی راگفتند: «آیا از دختران برادرانت و در تمامی قوم من دختری نیست که تو باید بروی و از فلسطینیان نامختون زن بگیری؟» شمشون به پدر خود گفت: «او را برای من بگیر زیرا در نظر من پسند آمد.» bible_en_fa But the angel of the LORD did no more appear to Manoah and to his wife. Then Manoah knew that he was an angel of the LORD. اما پدر و مادرش نمی دانستند که این از جانب خداوند است، زیرا که بر فلسطینیان علتی می‌خواست، چونکه در آن وقت فلسطینیان براسرائیل تسلط می‌داشتند. bible_en_fa And Manoah said unto his wife, We shall surely die, because we have seen God. پس شمشون با پدر و مادر خود به تمنه فرودآمد، و چون به تاکستانهای تمنه رسیدند، اینک شیری جوان بر او بغرید. bible_en_fa But his wife said unto him, If the LORD were pleased to kill us, he would not have received a burnt offering and a meat offering at our hands, neither would he have shewed us all these things, nor would as at this time have told us such things as these. و روح خداوند بر اومستقر شده، آن را درید به طوری که بزغاله‌ای دریده شود، و چیزی در دستش نبود و پدر و مادرخود را از آنچه کرده بود، اطلاع نداد. bible_en_fa And the woman bare a son, and called his name Samson: and the child grew, and the LORD blessed him. و رفته، باآن زن سخن گفت وبه نظر شمشون پسند آمد. bible_en_fa And the Spirit of the LORD began to move him at times in the camp of Dan between Zorah and Eshtaol. وچون بعد از چندی برای گرفتنش برمی گشت، ازراه به کنار رفت تا لاشه شیر را ببیند و اینک انبوه زنبور، و عسل در لاشه شیر بود. bible_en_fa And Samson went down to Timnath, and saw a woman in Timnath of the daughters of the Philistines. و آن را به دست خود گرفته، روان شد و در رفتن می‌خورد تابه پدر و مادر خود رسیده، به ایشان داد وخوردند. اما به ایشان نگفت که عسل را از لاشه شیر گرفته بود. bible_en_fa And he came up, and told his father and his mother, and said, I have seen a woman in Timnath of the daughters of the Philistines: now therefore get her for me to wife. و پدرش نزد آن زن آمد و شمشون در آنجامهمانی کرد، زیرا که جوانان چنین عادت داشتند. bible_en_fa Then his father and his mother said unto him, Is there never a woman among the daughters of thy brethren, or among all my people, that thou goest to take a wife of the uncircumcised Philistines? And Samson said unto his father, Get her for me; for she pleaseth me well. و واقع شد که چون او را دیدند، سی رفیق انتخاب کردند تا همراه او باشند. bible_en_fa But his father and his mother knew not that it was of the LORD, that he sought an occasion against the Philistines: for at that time the Philistines had dominion over Israel. و شمشون به ایشان گفت: «معمایی برای شما می‌گویم، اگر آن را برای من در هفت روز مهمانی حل کنید و آن رادریافت نمایید، به شما سی جامه کتان و سی دست رخت می‌دهم. bible_en_fa Then went Samson down, and his father and his mother, to Timnath, and came to the vineyards of Timnath: and, behold, a young lion roared against him. و اگر آن را برای من نتوانید حل کنید آنگاه شما سی جامه کتان و سی دست رخت به من بدهید.» ایشان به وی گفتند: «معمای خود را بگو تا آن را بشنویم.» bible_en_fa And the Spirit of the LORD came mightily upon him, and he rent him as he would have rent a kid, and he had nothing in his hand: but he told not his father or his mother what he had done. به ایشان گفت: «از خورنده خوراک بیرون آمد، و اززورآور شیرینی بیرون آمد.» و ایشان تا سه روزمعما را نتوانستند حل کنند. bible_en_fa And he went down, and talked with the woman; and she pleased Samson well. و واقع شد که در روز هفتم به زن شمشون گفتند: «شوهر خود را ترغیب نما تا معمای خودرا برای ما بیان کند مبادا تو را و خانه پدر تو را به آتش بسوزانیم، آیا ما را دعوت کرده‌اید تا ما راتاراج نمایید یا نه.» bible_en_fa And after a time he returned to take her, and he turned aside to see the carcase of the lion: and, behold, there was a swarm of bees and honey in the carcase of the lion. پس زن شمشون پیش اوگریسته، گفت: «به درستی که مرا بغض می‌نمایی و دوست نمی داری زیرا معمایی به پسران قوم من گفته‌ای و آن را برای من بیان نکردی.» او وی راگفت: «اینک برای پدر و مادر خود بیان نکردم، آیابرای تو بیان کنم.» bible_en_fa And he took thereof in his hands, and went on eating, and came to his father and mother, and he gave them, and they did eat: but he told not them that he had taken the honey out of the carcase of the lion. و در هفت روزی که ضیافت ایشان می‌بود پیش او می‌گریست، و واقع شد که در روز هفتم چونکه او را بسیار الحاح می‌نمود، برایش بیان کرد و او معما را به پسران قوم خودگفت. bible_en_fa So his father went down unto the woman: and Samson made there a feast; for so used the young men to do. و در روز هفتم مردان شهر پیش از غروب آفتاب به وی گفتند که «چیست شیرین تراز عسل و چیست زورآورتر از شیر.» او به ایشان گفت: «اگر با گاو من خیش نمی کردید، معمای مرادریافت نمی نمودید.» bible_en_fa And it came to pass, when they saw him, that they brought thirty companions to be with him. و روح خداوند بر وی مستقر شده، به اشقلون رفت و از اهل آنجا سی نفر را کشت، و اسباب آنها را گرفته، دسته های رخت را به آنانی که معما را بیان کرده بودند، داد وخشمش افروخته شده، به خانه پدر خودبرگشت.و زن شمشون به رفیقش که او رادوست خود می‌شمرد، داده شد. bible_en_fa And Samson said unto them, I will now put forth a riddle unto you: if ye can certainly declare it me within the seven days of the feast, and find it out, then I will give you thirty sheets and thirty change of garments: و زن شمشون به رفیقش که او رادوست خود می‌شمرد، داده شد. bible_en_fa But if ye cannot declare it me, then shall ye give me thirty sheets and thirty change of garments. And they said unto him, Put forth thy riddle, that we may hear it. و بعد از چندی، واقع شد که شمشون در روزهای درو گندم برای دیدن زن خود با بزغاله‌ای آمد و گفت نزد زن خود به حجره خواهم درآمد. لیکن پدرش نگذاشت که داخل شود. bible_en_fa And he said unto them, Out of the eater came forth meat, and out of the strong came forth sweetness. And they could not in three days expound the riddle. و پدرزنش گفت: «گمان می‌کردم که او رابغض می‌نمودی، پس او را به رفیق تو دادم، آیاخواهر کوچکش از او بهتر نیست؛ او را به عوض وی برای خود بگیر.» bible_en_fa And it came to pass on the seventh day, that they said unto Samson's wife, Entice thy husband, that he may declare unto us the riddle, lest we burn thee and thy father's house with fire: have ye called us to take that we have? is it not so? شمشون به ایشان گفت: «این دفعه از فلسطینیان بی‌گناه خواهم بود اگرایشان را اذیتی برسانم.» bible_en_fa And Samson's wife wept before him, and said, Thou dost but hate me, and lovest me not: thou hast put forth a riddle unto the children of my people, and hast not told it me. And he said unto her, Behold, I have not told it my father nor my mother, and shall I tell it thee? و شمشون روانه شده، سیصد شغال گرفت، و مشعلها برداشته، دم بر دم گذاشت، و در میان هر دو‌دم مشعلی گذارد. bible_en_fa And she wept before him the seven days, while their feast lasted: and it came to pass on the seventh day, that he told her, because she lay sore upon him: and she told the riddle to the children of her people. ومشعلها را آتش زده، آنها را در کشتزارهای فلسطینیان فرستاد، و بافه‌ها و زرعها و باغهای زیتون را سوزانید. bible_en_fa And the men of the city said unto him on the seventh day before the sun went down, What is sweeter than honey? and what is stronger than a lion? And he said unto them, If ye had not plowed with my heifer, ye had not found out my riddle. و فلسطینیان گفتند: «کیست که این را کرده است؟» گفتند: «شمشون دامادتمنی، زیرا که زنش را گرفته، او را به رفیقش داده است.» پس فلسطینیان آمده، زن و پدرش را به آتش سوزانیدند. bible_en_fa And the Spirit of the LORD came upon him, and he went down to Ashkelon, and slew thirty men of them, and took their spoil, and gave change of garments unto them which expounded the riddle. And his anger was kindled, and he went up to his father's house. و شمشون به ایشان گفت: «اگربه اینطور عمل کنید، البته از شما انتقام خواهم کشید و بعد از آن آرامی خواهم یافت.» bible_en_fa But Samson's wife was given to his companion, whom he had used as his friend. و ایشان را از ساق تا ران به صدمه‌ای عظیم کشت. پس رفته، در مغاره صخره عیطام ساکن شد. bible_en_fa But it came to pass within a while after, in the time of wheat harvest, that Samson visited his wife with a kid; and he said, I will go in to my wife into the chamber. But her father would not suffer him to go in. و فلسطینیان برآمده، در یهودا اردو زدند ودر لحی متفرق شدند. bible_en_fa And her father said, I verily thought that thou hadst utterly hated her; therefore I gave her to thy companion: is not her younger sister fairer than she? take her, I pray thee, instead of her. و مردان یهودا گفتند: «چرا بر ما برآمدید.» گفتند: «آمده‌ایم تا شمشون را ببندیم و برحسب آنچه به ما کرده است به اوعمل نماییم.» bible_en_fa And Samson said concerning them, Now shall I be more blameless than the Philistines, though I do them a displeasure. پس سه هزار نفر از یهودا به مغاره صخره عیطام رفته، به شمشون گفتند: «آیاندانسته‌ای که فلسطینیان بر ما تسلط دارند، پس این چه‌کار است که به ما کرده‌ای؟» در جواب ایشان گفت: «به نحوی که ایشان به من کردند، من به ایشان عمل نمودم.» bible_en_fa And Samson went and caught three hundred foxes, and took firebrands, and turned tail to tail, and put a firebrand in the midst between two tails. ایشان وی را گفتند: «ماآمده‌ایم تا تو را ببندیم و به‌دست فلسطینیان بسپاریم.» شمشون در جواب ایشان گفت: «برای من قسم بخورید که خود بر من هجوم نیاورید.» bible_en_fa And when he had set the brands on fire, he let them go into the standing corn of the Philistines, and burnt up both the shocks, and also the standing corn, with the vineyards and olives. ایشان در جواب وی گفتند: «حاشا! بلکه تو رابسته، به‌دست ایشان خواهیم سپرد، و یقین تو رانخواهیم کشت.» پس او را به دو طناب نو بسته، ازصخره برآوردند. bible_en_fa Then the Philistines said, Who hath done this? And they answered, Samson, the son in law of the Timnite, because he had taken his wife, and given her to his companion. And the Philistines came up, and burnt her and her father with fire. و چون او به لحی رسید، فلسطینیان ازدیدن او نعره زدند و روح خداوند بر وی مستقرشده، طنابهایی که بر بازوهایش بود مثل کتانی که به آتش سوخته شود گردید، و بندها از دستهایش فروریخت. bible_en_fa And Samson said unto them, Though ye have done this, yet will I be avenged of you, and after that I will cease. و چانه تازه الاغی یافته، دست خود را دراز کرد و آن را گرفته، هزار مرد با آن کشت. bible_en_fa And he smote them hip and thigh with a great slaughter: and he went down and dwelt in the top of the rock Etam. و شمشون گفت: «با چانه الاغ توده برتوده با چانه الاغ هزار مرد کشتم.» bible_en_fa Then the Philistines went up, and pitched in Judah, and spread themselves in Lehi. و چون ازگفتن فارغ شد، چانه را از دست خود انداخت وآن مکان را رمت لحی نامید. bible_en_fa And the men of Judah said, Why are ye come up against us? And they answered, To bind Samson are we come up, to do to him as he hath done to us. پس بسیار تشنه شده، نزد خداوند دعاکرده، گفت که «به‌دست بنده ات این نجات عظیم را دادی و آیا الان از تشنگی بمیرم و به‌دست نامختونان بیفتم؟» bible_en_fa Then three thousand men of Judah went to the top of the rock Etam, and said to Samson, Knowest thou not that the Philistines are rulers over us? what is this that thou hast done unto us? And he said unto them, As they did unto me, so have I done unto them. پس خدا کفه‌ای را که درلحی بود شکافت که آب از آن جاری شد و چون بنوشید جانش برگشته، تازه روح شد. از این سبب اسمش عین حقوری خوانده شد که تا امروز درلحی است.و او در روزهای فلسطینیان بیست سال بر اسرائیل داوری نمود. bible_en_fa And they said unto him, We are come down to bind thee, that we may deliver thee into the hand of the Philistines. And Samson said unto them, Swear unto me, that ye will not fall upon me yourselves. و او در روزهای فلسطینیان بیست سال بر اسرائیل داوری نمود. bible_en_fa And they spake unto him, saying, No; but we will bind thee fast, and deliver thee into their hand: but surely we will not kill thee. And they bound him with two new cords, and brought him up from the rock. و شمشون به غزه رفت و در آنجافاحشه‌ای دیده، نزد او داخل شد. bible_en_fa And when he came unto Lehi, the Philistines shouted against him: and the Spirit of the LORD came mightily upon him, and the cords that were upon his arms became as flax that was burnt with fire, and his bands loosed from off his hands. و به اهل غزه گفته شد که شمشون به اینجا آمده است. پس او را احاطه نموده، تمام شب برایش نزددروازه شهر کمین گذاردند، و تمام شب خاموش مانده، گفتند، چون صبح روشن شود او رامی کشیم. bible_en_fa And he found a new jawbone of an ass, and put forth his hand, and took it, and slew a thousand men therewith. و شمشون تا نصف شب خوابید. ونصف شب برخاسته، لنکهای دروازه شهر و دوباهو را گرفته، آنها را با پشت بند کند و بر دوش خود گذاشته، بر قله کوهی که در مقابل حبرون است، برد. bible_en_fa And Samson said, With the jawbone of an ass, heaps upon heaps, with the jaw of an ass have I slain a thousand men. و بعد از آن واقع شد که زنی را در وادی سورق که اسمش دلیله بود، دوست می‌داشت. bible_en_fa And it came to pass, when he had made an end of speaking, that he cast away the jawbone out of his hand, and called that place Ramath-lehi. وسروران فلسطینیان نزد او برآمده، وی را گفتند: «او را فریفته، دریافت کن که قوت عظیمش در چه چیز است، و چگونه بر او غالب آییم تا او را بسته، ذلیل نماییم، و هریکی از ما هزار و صد مثقال نقره به تو خواهیم داد.» bible_en_fa And he was sore athirst, and called on the LORD, and said, Thou hast given this great deliverance into the hand of thy servant: and now shall I die for thirst, and fall into the hand of the uncircumcised? پس دلیله به شمشون گفت: «تمنا اینکه به من بگویی که قوت عظیم تو در چه چیز است و چگونه می‌توان تو را بست و ذلیل نمود.» bible_en_fa But God clave an hollow place that was in the jaw, and there came water thereout; and when he had drunk, his spirit came again, and he revived: wherefore he called the name thereof En-hakkore, which is in Lehi unto this day. شمشون وی را گفت: «اگر مرا به هفت ریسمان تر و تازه که خشک نباشد ببندند، من ضعیف و مثل سایر مردم خواهم شد.» bible_en_fa And he judged Israel in the days of the Philistines twenty years. و سروران فلسطینیان هفت ریسمان تر و تازه که خشک نشده بود، نزد او آوردند و او وی را به آنهابست. bible_en_fa Then went Samson to Gaza, and saw there an harlot, and went in unto her. و کسان نزد وی در حجره در کمین می‌بودند و او وی را گفت: «ای شمشون فلسطینیان بر تو آمدند.» آنگاه ریسمانها رابگسیخت چنانکه ریسمان کتان که به آتش برخورد گسیخته شود، لهذا قوتش دریافت نشد. bible_en_fa And it was told the Gazites, saying, Samson is come hither. And they compassed him in, and laid wait for him all night in the gate of the city, and were quiet all the night, saying, In the morning, when it is day, we shall kill him. و دلیله به شمشون گفت: «اینک استهزاکرده، به من دروغ گفتی، پس الان مرا خبر بده که به چه چیز تو را توان بست.» bible_en_fa And Samson lay till midnight, and arose at midnight, and took the doors of the gate of the city, and the two posts, and went away with them, bar and all, and put them upon his shoulders, and carried them up to the top of an hill that is before Hebron. او وی را گفت: «اگر مرا با طنابهای تازه که با آنها هیچ کار کرده نشده است، ببندند، ضعیف و مثل سایر مردان خواهم شد.» bible_en_fa And it came to pass afterward, that he loved a woman in the valley of Sorek, whose name was Delilah. و دلیله طنابهای تازه گرفته، او رابا آنها بست و به وی گفت: «ای شمشون فلسطینیان بر تو آمدند.» و کسان در حجره درکمین می‌بودند. آنگاه آنها را از بازوهای خود مثل نخ بگسیخت. bible_en_fa And the lords of the Philistines came up unto her, and said unto her, Entice him, and see wherein his great strength lieth, and by what means we may prevail against him, that we may bind him to afflict him: and we will give thee every one of us eleven hundred pieces of silver. و دلیله به شمشون گفت: «تابحال مرااستهزا نموده، دروغ گفتی. مرا بگو که به چه چیزبسته می‌شوی.» او وی را گفت: «اگر هفت گیسوی سر مرا با تار ببافی.» bible_en_fa And Delilah said to Samson, Tell me, I pray thee, wherein thy great strength lieth, and wherewith thou mightest be bound to afflict thee. پس آنها را به میخ قایم بست و وی را گفت: «ای شمشون فلسطینیان بر تو آمدند.» آنگاه از خواب بیدار شده، هم میخ نورد نساج و هم تار را برکند. bible_en_fa And Samson said unto her, If they bind me with seven green withs that were never dried, then shall I be weak, and be as another man. و او وی را گفت: «چگونه می‌گویی که مرادوست می‌داری و حال آنکه دل تو با من نیست. این سه مرتبه مرا استهزا نموده، مرا خبر ندادی که قوت عظیم تو در چه چیز است.» bible_en_fa Then the lords of the Philistines brought up to her seven green withs which had not been dried, and she bound him with them. و چون اووی را هر روز به سخنان خود عاجز می‌ساخت واو را الحاح می‌نمود و جانش تا به موت تنگ می‌شد، bible_en_fa Now there were men lying in wait, abiding with her in the chamber. And she said unto him, The Philistines be upon thee, Samson. And he brake the withs, as a thread of tow is broken when it toucheth the fire. So his strength was not known. هر‌چه در دل خود داشت برای او بیان کرده، گفت که «استره بر سر من نیامده است، زیرا که از رحم مادرم برای خداوند نذیره شده‌ام، واگر تراشیده شوم، قوتم از من خواهد رفت وضعیف و مثل سایر مردمان خواهم شد.» bible_en_fa And Delilah said unto Samson, Behold, thou hast mocked me, and told me lies: now tell me, I pray thee, wherewith thou mightest be bound. پس چون دلیله دید که هرآنچه در دلش بود، برای او بیان کرده است، فرستاد و سروران فلسطینیان را طلبیده، گفت: «این دفعه بیایید زیراهرچه در دل داشت مرا گفته است.» آنگاه سروران فلسطینیان نزد او آمدند و نقد را به‌دست خود آوردند. bible_en_fa And he said unto her, If they bind me fast with new ropes that never were occupied, then shall I be weak, and be as another man. و او را بر زانوهای خودخوابانیده، کسی را طلبید و هفت گیسوی سرش را تراشید. پس به ذلیل نمودن او شروع کرد وقوتش از او برفت. bible_en_fa Delilah therefore took new ropes, and bound him therewith, and said unto him, The Philistines be upon thee, Samson. And there were liers in wait abiding in the chamber. And he brake them from off his arms like a thread. و گفت: «ای شمشون فلسطینیان بر تو آمدند.» آنگاه از خواب بیدارشده، گفت: «مثل پیشتر بیرون رفته، خود رامی افشانم. اما او ندانست که خداوند از او دورشده است. bible_en_fa And Delilah said unto Samson, Hitherto thou hast mocked me, and told me lies: tell me wherewith thou mightest be bound. And he said unto her, If thou weavest the seven locks of my head with the web. پس فلسطینیان او را گرفته، چشمانش را کندند و او را به غزه آورده، به زنجیرهای برنجین بستند و در زندان دستاس می‌کرد. bible_en_fa And she fastened it with the pin, and said unto him, The Philistines be upon thee, Samson. And he awaked out of his sleep, and went away with the pin of the beam, and with the web. و موی سرش بعد از تراشیدن باز به بلند شدن شروع نمود. bible_en_fa And she said unto him, How canst thou say, I love thee, when thine heart is not with me? thou hast mocked me these three times, and hast not told me wherein thy great strength lieth. و سروران فلسطینیان جمع شدند تا قربانی عظیمی برای خدای خود، داجون بگذرانند، وبزم نمایند زیرا گفتند خدای ما دشمن ما شمشون را به‌دست ما تسلیم نموده است. bible_en_fa And it came to pass, when she pressed him daily with her words, and urged him, so that his soul was vexed unto death; و چون خلق او را دیدند خدای خود را تمجید نمودند، زیراگفتند خدای ما دشمن ما را که زمین ما را خراب کرد و بسیاری از ما را کشت، به‌دست ما تسلیم نموده است. bible_en_fa That he told her all his heart, and said unto her. There hath not come a rasor upon mine head; for I have been a Nazarite unto God from my mother's womb: if I be shaven, then my strength will go from me, and I shall become weak, and be like any other man. و چون دل ایشان شاد شد، گفتند: «شمشون را بخوانید تا برای ما بازی کند.» پس شمشون را از زندان آورده، برای ایشان بازی می کرد، و او را در میان ستونها برپا داشتند. bible_en_fa And when Delilah saw that he had told her all his heart, she sent and called for the lords of the Philistines, saying, Come up this once, for he hath shewed me all his heart. Then the lords of the Philistines came up unto her, and brought money in their hand. وشمشون به پسری که دست او را می‌گرفت، گفت: «مرا واگذار تا ستونهایی که خانه بر آنها قایم است، لمس نموده، بر آنها تکیه نمایم.» bible_en_fa And she made him sleep upon her knees; and she called for a man, and she caused him to shave off the seven locks of his head; and she began to afflict him, and his strength went from him. و خانه از مردان و زنان پر بود و جمیع سروران فلسطینیان در آن بودند و قریب به سه هزار مرد و زن برپشت بام، بازی شمشون را تماشا می‌کردند. bible_en_fa And she said, The Philistines be upon thee, Samson. And he awoke out of his sleep, and said, I will go out as at other times before, and shake myself. And he wist not that the LORD was departed from him. و شمشون از خداوند استدعا نموده، گفت: «ای خداوند یهوه مرا بیاد آور و‌ای خدا این مرتبه فقط مرا قوت بده تا یک انتقام برای دو چشم خوداز فلسطینیان بکشم.» bible_en_fa But the Philistines took him, and put out his eyes, and brought him down to Gaza, and bound him with fetters of brass; and he did grind in the prison house. و شمشون دو ستون میان را که خانه بر آنها قایم بود، یکی را به‌دست راست و دیگری را به‌دست چپ خود گرفته، بر آنها تکیه نمود. bible_en_fa Howbeit the hair of his head began to grow again after he was shaven. و شمشون گفت: «همراه فلسطینیان بمیرم و با زور خم شده، خانه بر سروران و برتمامی خلقی که در آن بودند، افتاد. پس مردگانی که در موت خود کشت از مردگانی که درزندگی‌اش کشته بود، زیادتر بودند.آنگاه برادرانش و تمامی خاندان پدرش آمده، او رابرداشتند و او را آورده، در قبر پدرش مانوح درمیان صرعه و اشتاول دفن کردند. و او بیست سال بر اسرائیل داوری کرد. bible_en_fa Then the lords of the Philistines gathered them together for to offer a great sacrifice unto Dagon their god, and to rejoice: for they said, Our god hath delivered Samson our enemy into our hand. آنگاه برادرانش و تمامی خاندان پدرش آمده، او رابرداشتند و او را آورده، در قبر پدرش مانوح درمیان صرعه و اشتاول دفن کردند. و او بیست سال بر اسرائیل داوری کرد. bible_en_fa And when the people saw him, they praised their god: for they said, Our god hath delivered into our hands our enemy, and the destroyer of our country, which slew many of us. و از کوهستان افرایم شخصی بود که میخا نام داشت. bible_en_fa And it came to pass, when their hearts were merry, that they said, Call for Samson, that he may make us sport. And they called for Samson out of the prison house; and he made them sport: and they set him between the pillars. و به مادر خود گفت: «آن هزار و یکصد مثقال نقره‌ای که از تو گرفته شد، و درباره آن لعنت کردی و در گوشهای من نیز سخن گفتی، اینک آن نقره نزد من است، من آن را گرفتم.» مادرش گفت: «خداوند پسر مرا برکت دهد.» bible_en_fa And Samson said unto the lad that held him by the hand, Suffer me that I may feel the pillars whereupon the house standeth, that I may lean upon them. پس آن هزار و یکصد مثقال نقره را به مادرش رد نمود و مادرش گفت: «این نقره را برای خداوند از دست خود به جهت پسرم بالکل وقف می‌کنم تا تمثال تراشیده و تمثال ریخته شده‌ای ساخته شود، پس الان آن را به تو باز می‌دهم.» bible_en_fa Now the house was full of men and women; and all the lords of the Philistines were there; and there were upon the roof about three thousand men and women, that beheld while Samson made sport. وچون نقره را به مادر خود رد نمود، مادرش دویست مثقال نقره گرفته، آن را به زرگری داد که او تمثال تراشیده، و تمثال ریخته شده‌ای ساخت و آنها در خانه میخا بود. bible_en_fa And Samson called unto the LORD, and said, O Lord GOD, remember me, I pray thee, and strengthen me, I pray thee, only this once, O God, that I may be at once avenged of the Philistines for my two eyes. و میخا خانه خدایان داشت، و ایفود و ترافیم ساخت، و یکی از پسران خود را تخصیص نمود تا کاهن او بشود. bible_en_fa And Samson took hold of the two middle pillars upon which the house stood, and on which it was borne up, of the one with his right hand, and of the other with his left. و در آن ایام در اسرائیل پادشاهی نبود و هر کس آنچه درنظرش پسند می‌آمد، می‌کرد. bible_en_fa And Samson said, Let me die with the Philistines. And he bowed himself with all his might; and the house fell upon the lords, and upon all the people that were therein. So the dead which he slew at his death were more than they which he slew in his life. و جوانی از بیت لحم یهودا از قبیله یهودا و ازلاویان بود که در آنجا ماوا گزید. bible_en_fa Then his brethren and all the house of his father came down, and took him, and brought him up, and buried him between Zorah and Eshtaol in the burying place of Manoah his father. And he judged Israel twenty years. و آن شخص ازشهر خود، یعنی از بیت لحم یهودا روانه شد، تاهر جایی که بیابد ماوا گزیند، و چون سیر می‌کردبه کوهستان افرایم به خانه میخا رسید. bible_en_fa And there was a man of mount Ephraim, whose name was Micah. و میخا اورا گفت: «از کجا آمده‌ای؟» او در جواب وی گفت: «من لاوی هستم از بیت لحم یهودا، ومی روم تا هر جایی که بیابم ماوا گزینم.» bible_en_fa And he said unto his mother, The eleven hundred shekels of silver that were taken from thee, about which thou cursedst, and spakest of also in mine ears, behold, the silver is with me; I took it. And his mother said, Blessed be thou of the LORD, my son. میخااو را گفت: «نزد من ساکن شو و برایم پدر و کاهن باش، و من تو را هر سال ده مثقال نقره و یک دست لباس و معاش می‌دهم.» پس آن لاوی داخل شد. bible_en_fa And when he had restored the eleven hundred shekels of silver to his mother, his mother said, I had wholly dedicated the silver unto the LORD from my hand for my son, to make a graven image and a molten image: now therefore I will restore it unto thee. و آن لاوی راضی شد که با او ساکن شود، و آن جوان نزد او مثل یکی از پسرانش بود. bible_en_fa Yet he restored the money unto his mother; and his mother took two hundred shekels of silver, and gave them to the founder, who made thereof a graven image and a molten image: and they were in the house of Micah. و میخاآن لاوی را تخصیص نمود و آن جوان کاهن اوشد، و در خانه میخا می‌بود.و میخا گفت: «الان دانستم که خداوند به من احسان خواهد نمود زیرالاوی‌ای را کاهن خود دارم.» bible_en_fa And the man Micah had an house of gods, and made an ephod, and teraphim, and consecrated one of his sons, who became his priest. و میخا گفت: «الان دانستم که خداوند به من احسان خواهد نمود زیرالاوی‌ای را کاهن خود دارم.» bible_en_fa In those days there was no king in Israel, but every man did that which was right in his own eyes. و در آن ایام در اسرائیل پادشاهی نبود، و در آن روزها سبط دان، ملکی برای سکونت خود طلب می‌کردند، زیرا تا در آن روزملک ایشان در میان اسباط اسرائیل به ایشان نرسیده بود. bible_en_fa And there was a young man out of Bethlehemjudah of the family of Judah, who was a Levite, and he sojourned there. و پسران دان از قبیله خویش پنج نفر از جماعت خود که مردان جنگی بودند ازصرعه و اشتاول فرستادند تا زمین را جاسوسی وتفحص نمایند، و به ایشان گفتند: «بروید و زمین را تفحص کنید.» پس ایشان به کوهستان افرایم به خانه میخا آمده، در آنجا منزل گرفتند. bible_en_fa And the man departed out of the city from Bethlehemjudah to sojourn where he could find a place: and he came to mount Ephraim to the house of Micah, as he journeyed. و چون ایشان نزد خانه میخا رسیدند، آواز جوان لاوی راشناختند و به آنجا برگشته، او را گفتند: «کیست که تو را به اینجا آورده است و در این مکان چه می‌کنی و در اینجا چه داری؟» bible_en_fa And Micah said unto him, Whence comest thou? And he said unto him, I am a Levite of Bethlehemjudah, and I go to sojourn where I may find a place. او به ایشان گفت: «میخا با من چنین و چنان رفتار نموده است، و مرااجیر گرفته، کاهن او شده‌ام.» bible_en_fa And Micah said unto him, Dwell with me, and be unto me a father and a priest, and I will give thee ten shekels of silver by the year, and a suit of apparel, and thy victuals. So the Levite went in. وی را گفتند: «ازخدا سوال کن تا بدانیم آیا راهی که در آن می‌رویم خیر خواهد بود.» bible_en_fa And the Levite was content to dwell with the man; and the young man was unto him as one of his sons. کاهن به ایشان گفت: «به سلامتی بروید. راهی که شما می‌روید منظورخداوند است.» bible_en_fa And Micah consecrated the Levite; and the young man became his priest, and was in the house of Micah. پس آن پنج مرد روانه شده، به لایش رسیدند. و خلقی را که در آن بودند، دیدند که درامنیت و به رسم صیدونیان در اطمینان و امنیت ساکن بودند. و در آن زمین صاحب اقتداری نبودکه اذیت رساند و از صیدونیان دور بوده، با کسی کار نداشتند. bible_en_fa Then said Micah, Now know I that the LORD will do me good, seeing I have a Levite to my priest. پس نزد برادران خود به صرعه واشتاول آمدند. و برادران ایشان به ایشان گفتند: «چه خبر دارید؟» bible_en_fa In those days there was no king in Israel: and in those days the tribe of the Danites sought them an inheritance to dwell in; for unto that day all their inheritance had not fallen unto them among the tribes of Israel. گفتند: «برخیزیم و بر ایشان هجوم آوریم، زیرا که زمین را دیده‌ایم که اینک بسیار خوب است، و شما خاموش هستید، پس کاهلی مورزید بلکه رفته، داخل شوید و زمین رادر تصرف آورید. bible_en_fa And the children of Dan sent of their family five men from their coasts, men of valour, from Zorah, and from Eshtaol, to spy out the land, and to search it; and they said unto them, Go, search the land: who when they came to mount Ephraim, to the house of Micah, they lodged there. و چون داخل شوید به قوم مطمئن خواهید رسید، و زمین بسیار وسیع است، و خدا آن را به‌دست شما داده است، و آن جایی است که از هرچه در جهان است، باقی ندارد.» bible_en_fa When they were by the house of Micah, they knew the voice of the young man the Levite: and they turned in thither, and said unto him, Who brought thee hither? and what makest thou in this place? and what hast thou here? پس ششصد نفر از قبیله دان مسلح شده، به آلات جنگ از آنجا یعنی از صرعه و اشتاول روانه شدند. bible_en_fa And he said unto them, Thus and thus dealeth Micah with me, and hath hired me, and I am his priest. و برآمده، در قریه یعاریم دریهودا اردو زدند. لهذا تا امروز آن مکان را محنه دان می‌خوانند و اینک در پشت قریه یعاریم است. bible_en_fa And they said unto him, Ask counsel, we pray thee, of God, that we may know whether our way which we go shall be prosperous. و از آنجا به کوهستان افرایم گذشته، به خانه میخا رسیدند. bible_en_fa And the priest said unto them, Go in peace: before the LORD is your way wherein ye go. و آن پنج نفر که برای جاسوسی زمین لایش رفته بودند، برادران خود را خطاب کرده، گفتند: «آیا می‌دانید که در این خانه‌ها ایفود و ترافیم وتمثال تراشیده و تمثال ریخته شده‌ای هست؟ پس الان فکر کنید که چه باید بکنید.» bible_en_fa Then the five men departed, and came to Laish, and saw the people that were therein, how they dwelt careless, after the manner of the Zidonians, quiet and secure; and there was no magistrate in the land, that might put them to shame in any thing; and they were far from the Zidonians, and had no business with any man. پس به آنسو برگشته، به خانه جوان لاوی، یعنی به خانه میخا آمده، سلامتی او را پرسیدند. bible_en_fa And they came unto their brethren to Zorah and Eshtaol: and their brethren said unto them, What say ye? و آن ششصد مرد مسلح شده، به آلات جنگ که ازپسران دان بودند، در دهنه دروازه ایستاده بودند. bible_en_fa And they said, Arise, that we may go up against them: for we have seen the land, and, behold, it is very good: and are ye still? be not slothful to go, and to enter to possess the land. و آن پنج نفر که برای جاسوسی زمین رفته بودند برآمده، به آنجا داخل شدند، و تمثال تراشیده و ایفود و ترافیم و تمثال ریخته شده راگرفتند، و کاهن با آن ششصد مرد مسلح شده، به آلات جنگ به دهنه دروازه ایستاده بود. bible_en_fa When ye go, ye shall come unto a people secure, and to a large land: for God hath given it into your hands; a place where there is no want of any thing that is in the earth. وچون آنها به خانه میخا داخل شده، تمثال تراشیده و ایفود و ترافیم و تمثال ریخته شده راگرفتند، کاهن به ایشان گفت: «چه می‌کنید؟» bible_en_fa And there went from thence of the family of the Danites, out of Zorah and out of Eshtaol, six hundred men appointed with weapons of war. ایشان به وی گفتند: «خاموش شده، دست را بر دهانت بگذار و همراه ما آمده، برای ما پدر وکاهن باش. کدام برایت بهتر است که کاهن خانه یک شخص باشی یا کاهن سبطی و قبیله‌ای دراسرائیل شوی؟» bible_en_fa And they went up, and pitched in Kirjath-jearim, in Judah: wherefore they called that place Mahaneh-dan unto this day: behold, it is behind Kirjath-jearim. پس دل کاهن شاد گشت. وایفود و ترافیم و تمثال تراشیده را گرفته، در میان قوم داخل شد. bible_en_fa And they passed thence unto mount Ephraim, and came unto the house of Micah. پس متوجه شده، روانه شدند، و اطفال ومواشی و اسباب را پیش روی خود قرار دادند. bible_en_fa Then answered the five men that went to spy out the country of Laish, and said unto their brethren, Do ye know that there is in these houses an ephod, and teraphim, and a graven image, and a molten image? now therefore consider what ye have to do. و چون ایشان از خانه میخا دور شدند، مردانی که در خانه های اطراف خانه میخا بودند جمع شده، بنی دان را تعاقب نمودند. bible_en_fa And they turned thitherward, and came to the house of the young man the Levite, even unto the house of Micah, and saluted him. و بنی دان راصدا زدند، و ایشان رو برگردانیده، به میخا گفتند: «تو را چه شده است که با این جمعیت آمده‌ای؟» bible_en_fa And the six hundred men appointed with their weapons of war, which were of the children of Dan, stood by the entering of the gate. او گفت: «خدایان مرا که ساختم با کاهن گرفته، رفته‌اید؛ و مرا دیگر‌چه چیز باقی است؟ پس چگونه به من می‌گویید که تو را چه شده است؟» bible_en_fa And the five men that went to spy out the land went up, and came in thither, and took the graven image, and the ephod, and the teraphim, and the molten image: and the priest stood in the entering of the gate with the six hundred men that were appointed with weapons of war. و پسران دان او را گفتند: «آواز تو در میان ماشنیده نشود مبادا مردان تند خو بر شما هجوم آورند، و جان خود را با جانهای اهل خانه ات هلاک سازی.» bible_en_fa And these went into Micah's house, and fetched the carved image, the ephod, and the teraphim, and the molten image. Then said the priest unto them, What do ye? و بنی دان راه خود را پیش گرفتند. و چون میخا دید که ایشان از او قوی ترند، رو گردانیده، به خانه خود برگشت. bible_en_fa And they said unto him, Hold thy peace, lay thine hand upon thy mouth, and go with us, and be to us a father and a priest: is it better for thee to be a priest unto the house of one man, or that thou be a priest unto a tribe and a family in Israel? و ایشان آنچه میخا ساخته بود و کاهنی راکه داشت برداشته، به لایش بر قومی که آرام ومطمئن بودند، برآمدند، و ایشان را به دم شمشیرکشته، شهر را به آتش سوزانیدند. bible_en_fa And the priest's heart was glad, and he took the ephod, and the teraphim, and the graven image, and went in the midst of the people. و رهاننده‌ای نبود زیرا که از صیدون دور بود و ایشان را با کسی معامله‌ای نبود و آن شهر در وادی‌ای که نزدبیت رحوب است، واقع بود. پس شهر را بنا کرده، در آن ساکن شدند. bible_en_fa So they turned and departed, and put the little ones and the cattle and the carriage before them. و شهر را به اسم پدر خود، دان که برای اسرائیل زاییده شد، دان نامیدند. امااسم شهر قبل از آن لایش بود. bible_en_fa And when they were a good way from the house of Micah, the men that were in the houses near to Micah's house were gathered together, and overtook the children of Dan. و بنی دان آن تمثال تراشیده را برای خود نصب کردند ویهوناتان بن جرشوم بن موسی و پسرانش تا روزاسیر شدن اهل زمین، کهنه بنی دان می‌بودند.پس تمثال تراشیده میخا را که ساخته بودتمامی روزهایی که خانه خدا در شیلوه بود، برای خود نصب نمودند. bible_en_fa And they cried unto the children of Dan. And they turned their faces, and said unto Micah, What aileth thee, that thou comest with such a company? پس تمثال تراشیده میخا را که ساخته بودتمامی روزهایی که خانه خدا در شیلوه بود، برای خود نصب نمودند. bible_en_fa And he said, Ye have taken away my gods which I made, and the priest, and ye are gone away: and what have I more? and what is this that ye say unto me, What aileth thee? و در آن ایام که پادشاهی در اسرائیل نبود، مرد لاوی در پشت کوهستان افرایم ساکن بود، و کنیزی از بیت لحم یهودا ازبرای خود گرفته بود. bible_en_fa And the children of Dan said unto him, Let not thy voice be heard among us, lest angry fellows run upon thee, and thou lose thy life, with the lives of thy household. و کنیزش بر او زنا کرده، ازنزد او به خانه پدرش در بیت لحم یهودا رفت، ودر آنجا مدت چهار ماه بماند. bible_en_fa And the children of Dan went their way: and when Micah saw that they were too strong for him, he turned and went back unto his house. و شوهرش برخاسته، از عقب او رفت تا دلش را برگردانیده، پیش خود باز آورد، و غلامی با دو الاغ همراه اوبود، و آن زن او را به خانه پدر خود برد. و چون پدر کنیز او را دید، از ملاقاتش شاد شد. bible_en_fa And they took the things which Micah had made, and the priest which he had, and came unto Laish, unto a people that were at quiet and secure: and they smote them with the edge of the sword, and burnt the city with fire. و پدرزنش، یعنی پدر کنیز او را نگاه داشت. پس سه روز نزد وی توقف نمود و اکل و شرب نموده، آنجا بسر بردند. bible_en_fa And there was no deliverer, because it was far from Zidon, and they had no business with any man; and it was in the valley that lieth by Beth-rehob. And they built a city, and dwelt therein. و در روز چهارم چون صبح زود بیدار شدند او برخاست تا روانه شود، اما پدرکنیز به داماد خود گفت که دل خود را به لقمه‌ای نان تقویت ده، و بعد از آن روانه شوید. bible_en_fa And they called the name of the city Dan, after the name of Dan their father, who was born unto Israel: howbeit the name of the city was Laish at the first. پس هردو با هم نشسته، خوردند و نوشیدند. و پدر کنیزبه آن مرد گفت: «موافقت کرده، امشب را بمان ودلت شاد باشد.» bible_en_fa And the children of Dan set up the graven image: and Jonathan, the son of Gershom, the son of Manasseh, he and his sons were priests to the tribe of Dan until the day of the captivity of the land. و چون آن مرد برخاست تا روانه شود، پدرزنش او را الحاح نمود و شب دیگر در آنجا ماند. bible_en_fa And they set them up Micah's graven image, which he made, all the time that the house of God was in Shiloh. و در روز پنجم صبح زود برخاست تا روانه شود، پدر کنیز گفت: «دل خود را تقویت نما و تازوال روز تاخیر نمایید.» و ایشان هردو خوردند. bible_en_fa And it came to pass in those days, when there was no king in Israel, that there was a certain Levite sojourning on the side of mount Ephraim, who took to him a concubine out of Bethlehemjudah. و چون آن شخص با کنیز و غلام خود برخاست تا روانه شود، پدر زنش یعنی پدر کنیز او را گفت: «الان روز نزدیک به غروب می‌شود، شب رابمانید اینک روز تمام می‌شود، در اینجا شب رابمان و دلت شاد باشد و فردا بامدادان روانه خواهید شد و به خیمه خود خواهی رسید.» bible_en_fa And his concubine played the whore against him, and went away from him unto her father's house to Bethlehemjudah, and was there four whole months. اما آن مرد قبول نکرد که شب را بماند، پس برخاسته، روانه شد و به مقابل یبوس که اورشلیم باشد، رسید، و دو الاغ پالان شده و کنیزش همراه وی بود. bible_en_fa And her husband arose, and went after her, to speak friendly unto her, and to bring her again, having his servant with him, and a couple of asses: and she brought him into her father's house: and when the father of the damsel saw him, he rejoiced to meet him. و چون ایشان نزد یبوس رسیدند، نزدیک به غروب بود. غلام به آقای خود گفت: «بیا و به این شهر یبوسیان برگشته، شب را در آن بسر بریم.» bible_en_fa And his father in law, the damsel's father, retained him; and he abode with him three days: so they did eat and drink, and lodged there. آقایش وی را گفت: «به شهر غریب که احدی از بنی‌اسرائیل در آن نباشدبرنمی گردیم بلکه به جبعه بگذریم.» bible_en_fa And it came to pass on the fourth day, when they arose early in the morning, that he rose up to depart: and the damsel's father said unto his son in law, Comfort thine heart with a morsel of bread, and afterward go your way. و به غلام خود گفت: «بیا و به یکی از این‌جاها، یعنی به جبعه یا رامه نزدیک بشویم و در آن شب رابمانیم.» bible_en_fa And they sat down, and did eat and drink both of them together: for the damsel's father had said unto the man, Be content, I pray thee, and tarry all night, and let thine heart be merry. پس از آنجا گذشته، برفتند و نزد جبعه که از آن بنیامین است، آفتاب بر ایشان غروب کرد. bible_en_fa And when the man rose up to depart, his father in law urged him: therefore he lodged there again. پس به آن طرف برگشتند تا به جبعه داخل شده، شب را در آن بسر برند. و او درآمد در کوچه شهر نشست، اما کسی نبود که ایشان را به خانه خود ببرد و منزل دهد. bible_en_fa And he arose early in the morning on the fifth day to depart: and the damsel's father said, Comfort thine heart, I pray thee. And they tarried until afternoon, and they did eat both of them. و اینک مردی پیر در شب از کار خود ازمزرعه می‌آمد، و این شخص از کوهستان افرایم بوده، در جبعه ماوا گزیده بود، اما مردمان آن مکان بنیامینی بودند. bible_en_fa And when the man rose up to depart, he, and his concubine, and his servant, his father in law, the damsel's father, said unto him, Behold, now the day draweth toward evening, I pray you tarry all night: behold, the day groweth to an end, lodge here, that thine heart may be merry; and to morrow get you early on your way, that thou mayest go home. و او نظر انداخته، شخص مسافری را در کوچه شهر دید، و آن مرد پیر گفت: «کجا می‌روی و از کجا می‌آیی؟» bible_en_fa But the man would not tarry that night, but he rose up and departed, and came over against Jebus, which is Jerusalem; and there were with him two asses saddled, his concubine also was with him. او وی را گفت: «ما از بیت لحم یهودا به آن طرف کوهستان افرایم می‌رویم، زیرا از آنجا هستم و به بیت لحم یهودا رفته بودم، و الان عازم خانه خداوند هستم، و هیچ‌کس مرا به خانه خود نمی پذیرد، bible_en_fa And when they were by Jebus, the day was far spent; and the servant said unto his master, Come, I pray thee, and let us turn in into this city of the Jebusites, and lodge in it. و نیزکاه و علف به جهت الاغهای ما هست، و نان وشراب هم برای من و کنیز تو و غلامی که همراه بندگانت است، می‌باشد و احتیاج به چیزی نیست.» bible_en_fa And his master said unto him, We will not turn aside hither into the city of a stranger, that is not of the children of Israel; we will pass over to Gibeah. آن مرد پیر گفت: «سلامتی بر تو باد، تمامی حاجات تو بر من است، اما شب را درکوچه بسر مبر.» bible_en_fa And he said unto his servant, Come, and let us draw near to one of these places to lodge all night, in Gibeah, or in Ramah. پس او را به خانه خود برده، به الاغها خوراک داد و پایهای خود را شسته، خوردند و نوشیدند. bible_en_fa And they passed on and went their way; and the sun went down upon them when they were by Gibeah, which belongeth to Benjamin. و چون دلهای خود را شاد می‌کردند، اینک مردمان شهر، یعنی بعضی اشخاص بنی بلیعال خانه را احاطه کردند، و در را زده، به آن مرد پیرصاحب‌خانه خطاب کرده، گفتند: «آن مرد را که به خانه تو داخل شده است بیرون بیاور تا او رابشناسیم.» bible_en_fa And they turned aside thither, to go in and to lodge in Gibeah: and when he went in, he sat him down in a street of the city: for there was no man that took them into his house to lodging. و آن مرد صاحب‌خانه نزد ایشان بیرون آمده، به ایشان گفت: «نی‌ای برادرانم شرارت مورزید، چونکه این مرد به خانه من داخل شده است، این عمل زشت را منمایید. bible_en_fa And, behold, there came an old man from his work out of the field at even, which was also of mount Ephraim; and he sojourned in Gibeah: but the men of the place were Benjamites. اینک دختر باکره من و کنیز این مرد، ایشان را نزد شمابیرون می‌آورم. ایشان را ذلیل ساخته، آنچه درنظر شما پسند آید به ایشان بکنید. لیکن با این مرداین کار زشت را مکنید.» bible_en_fa And when he had lifted up his eyes, he saw a wayfaring man in the street of the city: and the old man said, Whither goest thou? and whence comest thou? اما آن مردمان نخواستند که او را بشنوند. پس آن شخص کنیزخود را گرفته، نزد ایشان بیرون آورد و او راشناختند و تمامی شب تا صبح او را بی‌عصمت می‌کردند، و در طلوع فجر او را رها کردند. bible_en_fa And he said unto him, We are passing from Bethlehemjudah toward the side of mount Ephraim; from thence am I: and I went to Bethlehemjudah, but I am now going to the house of the LORD; and there is no man that receiveth me to house. وآن زن در سپیده صبح آمده، به در خانه آن شخص که آقایش در آن بود، افتاد تا روشن شد. bible_en_fa Yet there is both straw and provender for our asses; and there is bread and wine also for me, and for thy handmaid, and for the young man which is with thy servants: there is no want of any thing. و در وقت صبح آقایش برخاسته، بیرون آمد تا به راه خود برود و اینک کنیزش نزد در خانه افتاده، و دستهایش بر آستانه بود. bible_en_fa And the old man said, Peace be with thee; howsoever let all thy wants lie upon me; only lodge not in the street. و او وی راگفت: «برخیز تا برویم.» اما کسی جواب نداد، پس آن مرد او را بر الاغ خود گذاشت و برخاسته، به مکان خود رفت. bible_en_fa So he brought him into his house, and gave provender unto the asses: and they washed their feet, and did eat and drink. و چون به خانه خود رسید، کاردی برداشت و کنیز خود را گرفته، اعضای اورا به دوازده قطعه تقسیم کرد، و آنها را در تمامی حدود اسرائیل فرستاد.و هر‌که این را دیدگفت: «از روزی که بنی‌اسرائیل از مصر بیرون آمده‌اند تا امروز عمل مثل این کرده و دیده ونشده است. پس در آن تامل کنید و مشورت کرده، حکم نمایید.» bible_en_fa Now as they were making their hearts merry, behold, the men of the city, certain sons of Belial, beset the house round about, and beat at the door, and spake to the master of the house, the old man, saying, Bring forth the man that came into thine house, that we may know him. و هر‌که این را دیدگفت: «از روزی که بنی‌اسرائیل از مصر بیرون آمده‌اند تا امروز عمل مثل این کرده و دیده ونشده است. پس در آن تامل کنید و مشورت کرده، حکم نمایید.» bible_en_fa And the man, the master of the house, went out unto them, Nay, my brethren, nay, I pray you, do not so wickedly; seeing that this man is come into mine house, do not this folly. و جمیع بنی‌اسرائیل بیرون آمدند وجماعت مثل شخص واحد از دان تابئرشبع با اهل زمین جلعاد نزد خداوند در مصفه جمع شدند. bible_en_fa Behold, here is my daughter a maiden, and his concubine; them I will bring out now, and humble ye them, and do with them what seemeth good unto you: but unto this man do not so vile a thing. و سروران تمام قوم و جمیع اسباطاسرائیل یعنی چهارصد هزار مرد شمشیر زن پیاده در جماعت قوم خدا حاضر بودند. bible_en_fa But the men would not hearken to him: so the man took his concubine, and brought her forth unto them; and they knew her, and abused her all the night until the morning: and when the day began to spring, they let her go. وبنی بنیامین شنیدند که بنی‌اسرائیل در مصفه برآمده‌اند. و بنی‌اسرائیل گفتند: «بگویید که این عمل زشت چگونه شده است.» bible_en_fa Then came the woman in the dawning of the day, and fell down at the door of the man's house where her lord was, till it was light. آن مرد لاوی که شوهر زن مقتوله بود، در جواب گفت: «من با کنیزخود به جبعه که از آن بنیامین باشد، آمدیم تا شب را بسر بریم. bible_en_fa And her lord rose up in the morning, and opened the doors of the house, and went out to go his way: and, behold, the woman his concubine was fallen down at the door of the house, and her hands were upon the threshold. و اهل جبعه بر من برخاسته، خانه رادر شب، گرد من احاطه کردند، و مرا خواستندبکشند و کنیز مرا ذلیل نمودند که بمرد. bible_en_fa And he said unto her, Up, and let us be going. But none answered. Then the man took her up upon an ass, and the man rose up, and gat him unto his place. و کنیز خود را گرفته، او را قطعه قطعه کردم و او را درتمامی ولایت ملک اسرائیل فرستادم، زیرا که کارقبیح و زشت در اسرائیل نمودند. bible_en_fa And when he was come into his house, he took a knife, and laid hold on his concubine, and divided her, together with her bones, into twelve pieces, and sent her into all the coasts of Israel. هان جمیع شما، ای بنی‌اسرائیل حکم و مشورت خود رااینجا بیاورید.» bible_en_fa And it was so, that all that saw it said, There was no such deed done nor seen from the day that the children of Israel came up out of the land of Egypt unto this day: consider of it, take advice, and speak your minds. آنگاه تمام قوم مثل شخص واحد برخاسته، گفتند: «هیچ کدام از ما به خیمه خود نخواهیم رفت، و هیچ کدام از ما به خانه خود بر نخواهیم گشت. bible_en_fa Then all the children of Israel went out, and the congregation was gathered together as one man, from Dan even to Beer-sheba, with the land of Gilead, unto the LORD in Mizpeh. و حال کاری که به جبعه خواهیم کرد این است که به حسب قرعه بر آن برآییم. bible_en_fa And the chief of all the people, even of all the tribes of Israel, presented themselves in the assembly of the people of God, four hundred thousand footmen that drew sword. و ده نفراز صد و صد از هزار و هزار از ده هزار از تمامی اسباط اسرائیل بگیریم تا آذوقه برای قوم بیاورند، و تا چون به جبعه بنیامینی برسند با ایشان موافق همه قباحتی که در اسرائیل نموده‌اند، رفتارنمایند.» bible_en_fa (Now the children of Benjamin heard that the children of Israel were gone up to Mizpeh.) Then said the children of Israel, Tell us, how was this wickedness? پس جمیع مردان اسرائیل بر شهر جمع شده، مثل شخص واحد متحد شدند. bible_en_fa And the Levite, the husband of the woman that was slain, answered and said, I came into Gibeah that belongeth to Benjamin, I and my concubine, to lodge. و اسباطاسرائیل اشخاصی چند در تمامی سبط بنیامین فرستاده، گفتند: «این چه شرارتی است که در میان شما واقع شده است؟ bible_en_fa And the men of Gibeah rose against me, and beset the house round about upon me by night, and thought to have slain me: and my concubine have they forced, that she is dead. پس الان آن مردان بنی بلیعال را که در جبعه هستند، تسلیم نمایید تاآنها را به قتل رسانیم، و بدی را از اسرائیل دورکنیم.» اما بنیامینیان نخواستند که سخن برادران خود بنی‌اسرائیل را بشنوند. bible_en_fa And I took my concubine, and cut her in pieces, and sent her throughout all the country of the inheritance of Israel: for they have committed lewdness and folly in Israel. و بنی بنیامین ازشهرهای خود به جبعه جمع شدند تا بیرون رفته، با بنی‌اسرائیل جنگ نمایند. bible_en_fa Behold, ye are all children of Israel; give here your advice and counsel. و از بنی بنیامین درآن روز بیست و ششهزار مرد شمشیرزن ازشهرها سان دیده شد، غیر از ساکنان جبعه که هفتصد نفر برگزیده، سان دیده شد. bible_en_fa And all the people arose as one man, saying, We will not any of us go to his tent, neither will we any of us turn into his house. و از تمام این گروه هفتصد نفر چپ دست برگزیده شدند که هر یکی از آنها مویی را به سنگ فلاخن می‌زدند وخطا نمی کردند. bible_en_fa But now this shall be the thing which we will do to Gibeah; we will go up by lot against it; و از مردان اسرائیل سوای بنیامینیان چهارصد هزار مرد شمشیرزن سان دیده شد که جمیع اینها مردان جنگی بودند. bible_en_fa And we will take ten men of an hundred throughout all the tribes of Israel, and an hundred of a thousand, and a thousand out of ten thousand, to fetch victual for the people, that they may do, when they come to Gibeah of Benjamin, according to all the folly that they have wrought in Israel. و بنی‌اسرائیل برخاسته، به بیت ئیل رفتند واز خدا مشورت خواسته، گفتند: «کیست که اولااز ما برای جنگ نمودن با بنی بنیامین برآید؟» خداوند گفت: «یهودا اول برآید.» bible_en_fa So all the men of Israel were gathered against the city, knit together as one man. و بنی‌اسرائیل بامدادان برخاسته، در برابرجبعه اردو زدند. bible_en_fa And the tribes of Israel sent men through all the tribe of Benjamin, saying, What wickedness is this that is done among you? و مردان اسرائیل بیرون رفتندتا با بنیامینیان جنگ نمایند، و مردان اسرائیل برابر ایشان در جبعه صف آرایی کردند. bible_en_fa Now therefore deliver us the men, the children of Belial, which are in Gibeah, that we may put them to death, and put away evil from Israel. But the children of Benjamin would not hearken to the voice of their brethren the children of Israel: وبنی بنیامین از جبعه بیرون آمده، در آن روز بیست و دو هزار نفر از اسرائیل را بر زمین هلاک کردند. bible_en_fa But the children of Benjamin gathered themselves together out of the cities unto Gibeah, to go out to battle against the children of Israel. و قوم، یعنی مردان اسرائیل خود را قوی‌دل ساخته، بار دیگر صف آرایی نمودند، در مکانی که روز اول صف آرایی کرده بودند. bible_en_fa And the children of Benjamin were numbered at that time out of the cities twenty and six thousand men that drew sword, beside the inhabitants of Gibeah, which were numbered seven hundred chosen men. وبنی‌اسرائیل برآمده، به حضور خداوند تا شام گریه کردند، و از خداوند مشورت خواسته، گفتند: «آیا بار دیگر نزدیک بشوم تا با برادران خود بنی بنیامین جنگ نمایم؟» خداوند گفت: «به مقابله ایشان برآیید.» bible_en_fa Among all this people there were seven hundred chosen men lefthanded; every one could sling stones at an hair breadth, and not miss. و بنی‌اسرائیل در روز دوم به مقابله بنی بنیامین پیش آمدند. bible_en_fa And the men of Israel, beside Benjamin, were numbered four hundred thousand men that drew sword: all these were men of war. و بنیامینیان در روزدوم به مقابله ایشان از جبعه بیرون شده، بار دیگرهجده هزار نفر از بنی‌اسرائیل را بر زمین هلاک ساختند که جمیع اینها شمشیرزن بودند. bible_en_fa And the children of Israel arose, and went up to the house of God, and asked counsel of God, and said, Which of us shall go up first to the battle against the children of Benjamin? And the LORD said, Judah shall go up first. آنگاه تمامی بنی‌اسرائیل، یعنی تمامی قوم برآمده، به بیت ئیل رفتند و گریه کرده، در آنجا به حضور خداوند توقف نمودند، و آن روز را تا شام روزه داشته، قربانی های سوختنی و ذبایح سلامتی به حضور خداوند گذرانیدند. bible_en_fa And the children of Israel rose up in the morning, and encamped against Gibeah. و بنی‌اسرائیل از خداوند مشورت خواستند. وتابوت عهد خدا آن روزها در آنجا بود. bible_en_fa And the men of Israel went out to battle against Benjamin; and the men of Israel put themselves in array to fight against them at Gibeah. وفینحاس بن العازار بن هارون در آن روزها پیش آن ایستاده بود، و گفتند: «آیا بار دیگر بیرون روم و بابرادران خود بنی بنیامین جنگ کنم یا دست بردارم؟» خداوند گفت: «برآی زیرا که فردا او رابه‌دست تو تسلیم خواهم نمود.» bible_en_fa And the children of Benjamin came forth out of Gibeah, and destroyed down to the ground of the Israelites that day twenty and two thousand men. پس اسرائیل در هر طرف جبعه کمین ساختند. bible_en_fa And the people the men of Israel encouraged themselves, and set their battle again in array in the place where they put themselves in array the first day. و بنی‌اسرائیل در روز سوم به مقابله بنی بنیامین برآمدند، و مثل سابق در برابر جبعه صف آرایی نمودند. bible_en_fa (And the children of Israel went up and wept before the LORD until even, and asked counsel of the LORD, saying, Shall I go up again to battle against the children of Benjamin my brother? And the LORD said, Go up against him.) و بنی بنیامین به مقابله قوم بیرون آمده، از شهر کشیده شدند و به زدن و کشتن قوم در راهها که یکی از آنها به سوی بیت ئیل ودیگری به سوی جبعه می‌رود مثل سابق شروع کردند، و به قدر سی نفر از اسرائیل در صحراکشته شدند. bible_en_fa And the children of Israel came near against the children of Benjamin the second day. و بنی بنیامین گفتند که «ایشان مثل سابق پیش ما منهزم شدند.» اما بنی‌اسرائیل گفتند: «بگریزیم تا ایشان را از شهر به راههابکشیم.» bible_en_fa And Benjamin went forth against them out of Gibeah the second day, and destroyed down to the ground of the children of Israel again eighteen thousand men; all these drew the sword. و تمامی مردان اسرائیل از مکان خودبرخاسته، در بعل تامار صف آرایی نمودند، وکمین کنندگان اسرائیل از مکان خود یعنی از معره جبعه به در جستند. bible_en_fa Then all the children of Israel, and all the people, went up, and came unto the house of God, and wept, and sat there before the LORD, and fasted that day until even, and offered burnt offerings and peace offerings before the LORD. و ده هزار مرد برگزیده ازتمام اسرائیل در برابر جبعه آمدند و جنگ سخت شد، و ایشان نمی دانستند که بلا بر ایشان رسیده است. bible_en_fa And the children of Israel inquired of the LORD, (for the ark of the covenant of God was there in those days, و خداوند بنیامین را به حضور اسرائیل مغلوب ساخت و بنی‌اسرائیل در آن روز بیست وپنجهزار و یکصد نفر را از بنیامین هلاک ساختندکه جمیع ایشان شمشیرزن بودند. bible_en_fa And Phinehas, the son of Eleazar, the son of Aaron, stood before it in those days,) saying, Shall I yet again go out to battle against the children of Benjamin my brother, or shall I cease? And the LORD said, Go up; for to morrow I will deliver them into thine hand. و بنی بنیامین دیدند که شکست یافته اندزیرا که مردان اسرائیل به بنیامینیان جا داده بودند، چونکه اعتماد داشتند بر کمینی که به اطراف جبعه نشانده بودند. bible_en_fa And Israel set liers in wait round about Gibeah. و کمین کنندگان تعجیل نموده، بر جبعه هجوم آوردند و کمین کنندگان خود را پراکنده ساخته، تمام شهر را به دم شمشیرزدند. bible_en_fa And the children of Israel went up against the children of Benjamin on the third day, and put themselves in array against Gibeah, as at other times. و در میان مردان اسرائیل و کمین کنندگان علامتی قرار داده شد که تراکم دود بسیار بلند ازشهر برافرازند. bible_en_fa And the children of Benjamin went out against the people, and were drawn away from the city; and they began to smite of the people, and kill, as at other times, in the highways, of which one goeth up to the house of God, and the other to Gibeah in the field, about thirty men of Israel. پس چون مردان اسرائیل درجنگ رو گردانیدند، بنیامینیان شروع کردند به زدن و کشتن قریب سی نفر از مردان اسرائیل زیراگفتند یقین ایشان مثل جنگ اول از حضور ماشکست یافته‌اند. bible_en_fa And the children of Benjamin said, They are smitten down before us, as at the first. But the children of Israel said, Let us flee, and draw them from the city unto the highways. و چون آن تراکم ستون دوداز شهر بلند شدن گرفت، بنیامینیان از عقب خودنگریستند و اینک تمام شهر به سوی آسمان به دود بالا می‌رود. bible_en_fa And all the men of Israel rose up out of their place, and put themselves in array at Baal-tamar: and the liers in wait of Israel came forth out of their places, even out of the meadows of Gibeah. و بنی‌اسرائیل برگشتند وبنیامینیان پریشان شدند، زیرا دیدند که بلا برایشان رسیده است. bible_en_fa And there came against Gibeah ten thousand chosen men out of all Israel, and the battle was sore: but they knew not that evil was near them. پس از حضور مردان اسرائیل به راه صحرا روگردانیدند. اما جنگ، ایشان را در‌گرفت و آنانی که از شهر بیرون آمدندایشان را در میان، هلاک ساختند. bible_en_fa And the LORD smote Benjamin before Israel: and the children of Israel destroyed of the Benjamites that day twenty and five thousand and an hundred men: all these drew the sword. پس بنیامینیان را احاطه کرده، ایشان را تعاقب نمودند، و در منوحه در مقابل جبعه به سوی طلوع آفتاب ایشان را پایمال کردند. bible_en_fa So the children of Benjamin saw that they were smitten: for the men of Israel gave place to the Benjamites, because they trusted unto the liers in wait which they had set beside Gibeah. و هجده هزار نفر ازبنیامین که جمیع ایشان مردان جنگی بودند، افتادند. bible_en_fa And the liers in wait hasted, and rushed upon Gibeah; and the liers in wait drew themselves along, and smote all the city with the edge of the sword. و ایشان برگشته، به سوی صحرا تاصخره رمون بگریختند. و پنج هزار نفر از ایشان را به‌سر راهها هلاک کردند، و ایشان را تا جدعوم تعاقب کرده، دو هزار نفر از ایشان را کشتند. bible_en_fa Now there was an appointed sign between the men of Israel and the liers in wait, that they should make a great flame with smoke rise up out of the city. پس جمیع کسانی که در آن روز از بنیامین افتادند، بیست و پنج هزار مرد شمشیرزن بودندکه جمیع آنها مردان جنگی بودند. bible_en_fa And when the men of Israel retired in the battle, Benjamin began to smite and kill of the men of Israel about thirty persons: for they said, Surely they are smitten down before us, as in the first battle. اما ششصدنفر برگشته، به سوی بیابان به صخره رمون فرارکردند، و در صخره رمون چهار ماه بماندند.ومردان اسرائیل بر بنیامینیان برگشته، ایشان را به دم شمشیر کشتند، یعنی تمام اهل شهر و بهایم وهرچه را که یافتند و همچنین همه شهرهایی را که به آنها رسیدند، به آتش سوزانیدند. bible_en_fa But when the flame began to arise up out of the city with a pillar of smoke, the Benjamites looked behind them, and, behold, the flame of the city ascended up to heaven. ومردان اسرائیل بر بنیامینیان برگشته، ایشان را به دم شمشیر کشتند، یعنی تمام اهل شهر و بهایم وهرچه را که یافتند و همچنین همه شهرهایی را که به آنها رسیدند، به آتش سوزانیدند. bible_en_fa And when the men of Israel turned again, the men of Benjamin were amazed: for they saw that evil was come upon them. و مردان اسرائیل در مصفه قسم خورده، گفتند که «احدی از ما دختر خود را به بنیامینیان به زنی ندهند.» bible_en_fa Therefore they turned their backs before the men of Israel unto the way of the wilderness; but the battle overtook them; and them which came out of the cities they destroyed in the midst of them. و قوم به بیت ئیل آمده، در آنجا به حضور خدا تا شام نشستند و آواز خودرا بلند کرده، زار‌زار بگریستند. bible_en_fa Thus they inclosed the Benjamites round about, and chased them, and trode them down with ease over against Gibeah toward the sunrising. و گفتند: «ای یهوه، خدای اسرائیل، این چرا در اسرائیل واقع شده است که امروز یک سبط از اسرائیل کم شود؟» bible_en_fa And there fell of Benjamin eighteen thousand men; all these were men of valour. و در فردای آن روز قوم به زودی برخاسته، مذبحی در آنجا بنا کردند، وقربانی های سوختنی و ذبایح سلامتی گذرانیدند. bible_en_fa And they turned and fled toward the wilderness unto the rock of Rimmon: and they gleaned of them in the highways five thousand men; and pursued hard after them unto Gidom, and slew two thousand men of them. و بنی‌اسرائیل گفتند: «کیست از تمامی اسباطاسرائیل که در جماعت نزد خداوند بر نیامده است.» زیرا قسم سخت خورده، گفته بودند که هرکه به حضور خداوند به مصفه نیاید، البته کشته شود. bible_en_fa So that all which fell that day of Benjamin were twenty and five thousand men that drew the sword; all these were men of valour. و بنی‌اسرائیل درباره برادر خود بنیامین پشیمان شده، گفتند: «امروز یک سبط از اسرائیل منقطع شده است. bible_en_fa But six hundred men turned and fled to the wilderness unto the rock Rimmon, and abode in the rock Rimmon four months. برای بقیه ایشان درباره زنان چه کنیم؟ زیرا که ما به خداوند قسم خورده‌ایم که از دختران خود به ایشان به زنی ندهیم.» bible_en_fa And the men of Israel turned again upon the children of Benjamin, and smote them with the edge of the sword, as well the men of every city, as the beast, and all that came to hand: also they set on fire all the cities that they came to. و گفتند: «کدام‌یک از اسباط اسرائیل است که به حضور خداوند به مصفه نیامده است؟» و اینک از یابیش جلعاد کسی به اردو و جماعت نیامده بود. bible_en_fa Now the men of Israel had sworn in Mizpeh, saying, There shall not any of us give his daughter unto Benjamin to wife. زیرا چون قوم شمرده شدند اینک ازساکنان یابیش جلعاد احدی در آنجا نبود. bible_en_fa And the people came to the house of God, and abode there till even before God, and lifted up their voices, and wept sore; پس جماعت دوازده هزار نفر از شجاع ترین قوم را به آنجا فرستاده، و ایشان را امر کرده، گفتند: «بروید و ساکنان یابیش جلعاد را با زنان و اطفال به دم شمشیر بکشید. bible_en_fa And said, O LORD God of Israel, why is this come to pass in Israel, that there should be to day one tribe lacking in Israel? و آنچه باید بکنید این است که هر مردی را و هر زنی را که با مرد خوابیده باشد، هلاک کنید.» bible_en_fa And it came to pass on the morrow, that the people rose early, and built there an altar, and offered burnt offerings and peace offerings. و در میان ساکنان یابیش جلعادچهارصد دختر باکره که با ذکوری نخوابیده ومردی را نشناخته بودند یافتند، و ایشان را به اردو در شیلوه که در زمین کنعان است، آوردند. bible_en_fa And the children of Israel said, Who is there among all the tribes of Israel that came not up with the congregation unto the LORD? For they had made a great oath concerning him that came not up to the LORD to Mizpeh, saying, He shall surely be put to death. و تمامی جماعت نزد بنی بنیامین که درصخره رمون بودند فرستاده، ایشان را به صلح دعوت کردند. bible_en_fa And the children of Israel repented them for Benjamin their brother, and said, There is one tribe cut off from Israel this day. و در آن وقت بنیامینیان برگشتند و دخترانی را که از زنان یابیش جلعادزنده نگاه داشته بودند به ایشان دادند، و باز ایشان را کفایت نکرد. bible_en_fa How shall we do for wives for them that remain, seeing we have sworn by the LORD that we will not give them of our daughters to wives? و قوم برای بنیامین پشیمان شدند، زیراخداوند در اسباط اسرائیل شقاق پیدا کرده بود. bible_en_fa And they said, What one is there of the tribes of Israel that came not up to Mizpeh to the LORD? And, behold, there came none to the camp from Jabesh-gilead to the assembly. و مشایخ جماعت گفتند: «درباره زنان به جهت باقی ماندگان چه کنیم چونکه زنان از بنیامین منقطع شده‌اند؟ bible_en_fa For the people were numbered, and, behold, there were none of the inhabitants of Jabesh-gilead there. و گفتند: میراثی به جهت نجات‌یافتگان بنیامین باید باشد تا سبطی ازاسرائیل محو نشود. bible_en_fa And the congregation sent thither twelve thousand men of the valiantest, and commanded them, saying, Go and smite the inhabitants of Jabesh-gilead with the edge of the sword, with the women and the children. اما ما دختران خود را به ایشان به زنی نمی توانیم داد زیرا بنی‌اسرائیل قسم خورده، گفته‌اند ملعون باد کسی‌که زنی به بنیامین دهد. bible_en_fa And this is the thing that ye shall do, Ye shall utterly destroy every male, and every woman that hath lain by man. و گفتند: «اینک هر سال در شیلوه که به طرف شمال بیت ئیل و به طرف مشرق راهی که ازبیت ئیل به شکیم می‌رود، و به سمت جنوبی لبونه است، عیدی برای خداوند می‌باشد.» bible_en_fa And they found among the inhabitants of Jabesh-gilead four hundred young virgins, that had known no man by lying with any male: and they brought them unto the camp to Shiloh, which is in the land of Canaan. پس بنی بنیامین را امر فرموده، گفتند: «بروید درتاکستانها در کمین باشید، bible_en_fa And the whole congregation sent some to speak to the children of Benjamin that were in the rock Rimmon, and to call peaceably unto them. و نگاه کنید و اینک اگر دختران شیلوه بیرون آیند تا با رقص کنندگان رقص کنند، آنگاه از تاکستانها درآیید، و ازدختران شیلوه هرکس زن خود را ربوده، به زمین بنیامین برود. bible_en_fa And Benjamin came again at that time; and they gave them wives which they had saved alive of the women of Jabesh-gilead: and yet so they sufficed them not. و چون پدران و برادران ایشان آمده، نزد ما شکایت کنند، به ایشان خواهیم گفت: «ایشان را به‌خاطر ما ببخشید، چونکه مابرای هر کس زنش را در جنگ نگاه نداشتیم، وشما آنها را به ایشان ندادید، الان مجرم می‌باشید.» bible_en_fa And the people repented them for Benjamin, because that the LORD had made a breach in the tribes of Israel. پس بنی بنیامین چنین کردند، و ازرقص کنندگان، زنان را برحسب شماره خودگرفتند، و ایشان را به یغما برده، رفتند، و به ملک خود برگشته، شهرها را بنا کردند و در آنها ساکن شدند.و در آن وقت بنی‌اسرائیل هر کس به سبط خود و به قبیله خود روانه شدند، و از آنجاهرکس به ملک خود بیرون رفتند. bible_en_fa Then the elders of the congregation said, How shall we do for wives for them that remain, seeing the women are destroyed out of Benjamin? و در آن وقت بنی‌اسرائیل هر کس به سبط خود و به قبیله خود روانه شدند، و از آنجاهرکس به ملک خود بیرون رفتند. bible_en_fa And they said, There must be an inheritance for them that be escaped of Benjamin, that a tribe be not destroyed out of Israel. و واقع شد در ایام حکومت داوران که قحطی در زمین پیدا شد، و مردی ازبیت لحم یهودا رفت تا در بلاد موآب ساکن شود، او و زنش و دو پسرش. bible_en_fa Howbeit we may not give them wives of our daughters: for the children of Israel have sworn, saying, Cursed be he that giveth a wife to Benjamin. و اسم آن مرد الیملک بود، و اسم زنش نعومی، و پسرانش به محلون وکلیون مسمی و افراتیان بیت لحم یهودا بودند. پس به بلاد موآب رسیده، در آنجا ماندند. bible_en_fa Then they said, Behold, there is a feast of the LORD in Shiloh yearly in a place which is on the north side of Bethel, on the east side of the highway that goeth up from Bethel to Shechem, and on the south of Lebonah. والیملک شوهر نعومی، مرد و او با دو پسرش باقی ماند. bible_en_fa Therefore they commanded the children of Benjamin, saying, Go and lie in wait in the vineyards; و ایشان از زنان موآب برای خود زن گرفتند که نام یکی عرفه و نام دیگری روت بود، ودر آنجا قریب به ده سال توقف نمودند. bible_en_fa And see, and, behold, if the daughters of Shiloh come out to dance in dances, then come ye out of the vineyards, and catch you every man his wife of the daughters of Shiloh, and go to the land of Benjamin. و هردوی ایشان محلون و کلیون نیز مردند، و آن زن ازدو پسر و شوهر خود محروم ماند. bible_en_fa And it shall be, when their fathers or their brethren come unto us to complain, that we will say unto them, Be favourable unto them for our sakes: because we reserved not to each man his wife in the war: for ye did not give unto them at this time, that ye should be guilty. پس او با دو عروس خود برخاست تا از بلادموآب برگردد، زیرا که در بلاد موآب شنیده بودکه خداوند از قوم خود تفقد نموده، نان به ایشان داده است. bible_en_fa And the children of Benjamin did so, and took them wives, according to their number, of them that danced, whom they caught: and they went and returned unto their inheritance, and repaired the cities, and dwelt in them. و از مکانی که در آن ساکن بود بیرون آمد، و دو عروسش همراه وی بودند، و به راه روانه شدند تا به زمین یهودا مراجعت کنند. bible_en_fa And the children of Israel departed thence at that time, every man to his tribe and to his family, and they went out from thence every man to his inheritance. ونعومی به دو عروس خود گفت: «بروید و هر یکی از شما به خانه مادر خود برگردید، و خداوند برشما احسان کناد، چنانکه شما به مردگان و به من کردید. bible_en_fa In those days there was no king in Israel: every man did that which was right in his own eyes. و خداوند به شما عطا کناد که هر یکی ازشما در خانه شوهر خود راحت یابید.» پس ایشان را بوسید و آواز خود را بلند کرده، گریستند. bible_en_fa Now it came to pass in the days when the judges ruled, that there was a famine in the land. And a certain man of Bethlehemjudah went to sojourn in the country of Moab, he, and his wife, and his two sons. وبه او گفتند: «نی بلکه همراه تو نزد قوم تو خواهیم برگشت.» bible_en_fa And the name of the man was Elimelech, and the name of his wife Naomi, and the name of his two sons Mahlon and Chilion, Ephrathites of Bethlehemjudah. And they came into the country of Moab, and continued there. نعومی گفت: «ای دخترانم برگردید، چرا همراه من بیایید؟ آیا در رحم من هنوز پسران هستند که برای شما شوهر باشند؟ bible_en_fa And Elimelech Naomi's husband died; and she was left, and her two sons. ‌ای دخترانم برگشته، راه خود را پیش گیرید زیرا که برای شوهر گرفتن زیاده پیر هستم، و اگر گویم که امید دارم و امشب نیز به شوهر داده شوم وپسران هم بزایم، bible_en_fa And they took them wives of the women of Moab; the name of the one was Orpah, and the name of the other Ruth: and they dwelled there about ten years. آیا تا بالغ شدن ایشان صبر خواهیدکرد، و به‌خاطر ایشان، خود را از شوهر گرفتن محروم خواهید داشت؟ نی‌ای دخترانم زیرا که جانم برای شما بسیار تلخ شده است چونکه دست خداوند بر من دراز شده است.» bible_en_fa And Mahlon and Chilion died also both of them; and the woman was left of her two sons and her husband. پس بار دیگر آواز خود را بلند کرده، گریستند و عرفه مادر شوهر خود را بوسید، اماروت به وی چسبید. bible_en_fa Then she arose with her daughters in law, that she might return from the country of Moab: for she had heard in the country of Moab how that the LORD had visited his people in giving them bread. و او گفت: «اینک زن برادر شوهرت نزد قوم خود و خدایان خویش برگشته است تو نیز در عقب زن برادر شوهرت برگرد.» bible_en_fa Wherefore she went forth out of the place where she was, and her two daughters in law with her; and they went on the way to return unto the land of Judah. روت گفت: «بر من اصرار مکن که تو راترک کنم و از نزد تو برگردم، زیرا هر جایی که روی می‌آیم و هر جایی که منزل کنی، منزل می‌کنم، قوم تو قوم من و خدای تو خدای من خواهد بود. bible_en_fa And Naomi said unto her two daughters in law, Go, return each to her mother's house: the LORD deal kindly with you, as ye have dealt with the dead, and with me. جایی که بمیری، می‌میرم و درآنجا دفن خواهم شد. خداوند به من چنین بلکه زیاده بر این کند اگر چیزی غیر از موت، مرا از توجدا نماید.» bible_en_fa The LORD grant you that ye may find rest, each of you in the house of her husband. Then she kissed them; and they lifted up their voice, and wept. پس چون دید که او برای رفتن همراهش مصمم شده است از سخن‌گفتن با وی باز ایستاد. bible_en_fa And they said unto her, Surely we will return with thee unto thy people. و ایشان هر دو روانه شدند تا به بیت لحم رسیدند، و چون وارد بیت لحم گردیدند، تمامی شهر بر ایشان به حرکت آمده، زنان گفتند که آیا این نعومی است؟ bible_en_fa And Naomi said, Turn again, my daughters: why will ye go with me? are there yet any more sons in my womb, that they may be your husbands? او به ایشان گفت: «مرا نعومی مخوانید بلکه مرا مره بخوانید زیرا قادر مطلق به من مرارت سخت رسانیده است. bible_en_fa Turn again, my daughters, go your way; for I am too old to have an husband. If I should say, I have hope, if I should have an husband also to night, and should also bear sons; من پر بیرون رفتم و خداوند مرا خالی برگردانید پس برای چه مرا نعومی می‌خوانید چونکه خداوند مرا ذلیل ساخته است و قادرمطلق به من بدی رسانیده است.»و نعومی مراجعت کرد و عروسش روت موآبیه که از بلاد موآب برگشته بود، همراه وی آمد، و در ابتدای درویدن جو وارد بیت لحم شدند. bible_en_fa Would ye tarry for them till they were grown? would ye stay for them from having husbands? nay, my daughters; for it grieveth me much for your sakes that the hand of the LORD is gone out against me. و نعومی مراجعت کرد و عروسش روت موآبیه که از بلاد موآب برگشته بود، همراه وی آمد، و در ابتدای درویدن جو وارد بیت لحم شدند. bible_en_fa And they lifted up their voice, and wept again: and Orpah kissed her mother in law; but Ruth clave unto her. و نعومی خویش شوهری داشت که مردی دولتمند، بوعز نام از خاندان الیملک بود. bible_en_fa And she said, Behold, thy sister in law is gone back unto her people, and unto her gods: return thou after thy sister in law. و روت موآبیه به نعومی گفت: «مرا اجازت ده که به کشتزارها بروم و در عقب هر کسی‌که در نظرش التفات یابم خوشه چینی نمایم. او وی را گفت: «برو‌ای دخترم.» bible_en_fa And Ruth said, Intreat me not to leave thee, or to return from following after thee: for whither thou goest, I will go; and where thou lodgest, I will lodge: thy people shall be my people, and thy God my God: پس روانه شده، به کشتزاردرآمد و در عقب دروندگان خوشه چینی می‌نمود، و اتفاق او به قطعه زمین بوعز که ازخاندان الیملک بود، افتاد. bible_en_fa Where thou diest, will I die, and there will I be buried: the LORD do so to me, and more also, if ought but death part thee and me. و اینک بوعز ازبیت لحم آمده، به دروندگان گفت: «خداوند باشما باد.» ایشان وی را گفتند: «خداوند تو رابرکت دهد.» bible_en_fa When she saw that she was stedfastly minded to go with her, then she left speaking unto her. و بوعز به نوکر خود که بر دروندگان گماشته بود، گفت: «این دختر از آن کیست؟» bible_en_fa So they two went until they came to Bethlehem. And it came to pass, when they were come to Bethlehem, that all the city was moved about them, and they said, Is this Naomi? نوکر که بردروندگان گماشته شده بود، در جواب گفت: «این است دختر موآبیه که با نعومی از بلاد موآب برگشته است، bible_en_fa And she said unto them, Call me not Naomi, call me Mara: for the Almighty hath dealt very bitterly with me. و به من گفت: تمنا اینکه خوشه چینی نمایم و در عقب دروندگان در میان بافه‌ها جمع کنم، پس آمده، از صبح تا به حال مانده است، سوای آنکه اندکی در خانه توقف کرده است.» bible_en_fa I went out full, and the LORD hath brought me home again empty: why then call ye me Naomi, seeing the LORD hath testified against me, and the Almighty hath afflicted me? و بوعز به روت گفت: «ای دخترم مگرنمی شنوی، به هیچ کشت زار دیگر برای خوشه چینی مرو و از اینجا هم مگذر بلکه باکنیزان من در اینجا باش. bible_en_fa So Naomi returned, and Ruth the Moabitess, her daughter in law, with her, which returned out of the country of Moab: and they came to Bethlehem in the beginning of barley harvest. و چشمانت به زمینی که می‌دروند نگران باشد و در عقب ایشان برو، آیاجوانان را حکم نکردم که تو را لمس نکنند، و اگرتشنه باشی، نزد ظروف ایشان برو و از آنچه جوانان می‌کشند، بنوش.» bible_en_fa And Naomi had a kinsman of her husband's, a mighty man of wealth, of the family of Elimelech; and his name was Boaz. پس به روی درافتاده، او را تا به زمین تعظیم کرد و به او گفت: «برای چه در نظر تو التفات یافتم که به من توجه نمودی و حال آنکه غریب هستم.» bible_en_fa And Ruth the Moabitess said unto Naomi, Let me now go to the field, and glean ears of corn after him in whose sight I shall find grace. And she said unto her, Go, my daughter. بوعز در جواب او گفت: «از هر‌آنچه بعد ازمردن شوهرت به مادر شوهر خود کردی اطلاع تمام به من رسیده است، و چگونه پدر و مادر وزمین ولادت خود را ترک کرده، نزد قومی که پیشتر ندانسته بودی، آمدی. bible_en_fa And she went, and came, and gleaned in the field after the reapers: and her hap was to light on a part of the field belonging unto Boaz, who was of the kindred of Elimelech. خداوند عمل تورا جزا دهد و از جانب یهوه، خدای اسرائیل، که در زیر بالهایش پناه بردی، اجر کامل به تو برسد.» bible_en_fa And behold, Boaz came from Bethlehem, and said unto the reapers, The LORD be with you. And they answered him, The LORD bless thee. گفت: «ای آقایم، در نظر تو التفات بیابم زیرا که مرا تسلی دادی و به کنیز خود سخنان دل آویزگفتی، اگر‌چه من مثل یکی از کنیزان تو نیستم.» bible_en_fa Then said Boaz unto his servant that was set over the reapers, Whose damsel is this? بوعز وی را گفت: «در وقت چاشت اینجابیا و از نان بخور و لقمه خود را در شیره فرو بر.» پس نزد دروندگان نشست و غله برشته به او دادندو خورد و سیر شده، باقی‌مانده را واگذاشت. bible_en_fa And the servant that was set over the reapers answered and said, It is the Moabitish damsel that came back with Naomi out of the country of Moab: وچون برای خوشه چینی برخاست بوعز جوانان خود را امر کرده، گفت: «بگذارید که در میان بافه‌ها هم خوشه چینی نماید و او را زجرمنمایید. bible_en_fa And she said, I pray you, let me glean and gather after the reapers among the sheaves: so she came, and hath continued even from the morning until now, that she tarried a little in the house. و نیز از دسته‌ها کشیده، برایش بگذارید تا برچیند و او را عتاب مکنید.» bible_en_fa Then said Boaz unto Ruth, Hearest thou not, my daughter? Go not to glean in another field, neither go from hence, but abide here fast by my maidens: پس تا شام در آن کشتزار خوشه چینی نموده، آنچه را که برچیده بود، کوبید و به قدر یک ایفه جو بود. bible_en_fa Let thine eyes be on the field that they do reap, and go thou after them: have I not charged the young men that they shall not touch thee? and when thou art athirst, go unto the vessels, and drink of that which the young men have drawn. پس آن را برداشته، به شهردرآمد، و مادر شوهرش آنچه را که برچیده بود، دید، و آنچه بعد از سیرشدنش باقی‌مانده بود، بیرون آورده، به وی داد. bible_en_fa Then she fell on her face, and bowed herself to the ground, and said unto him, Why have I found grace in thine eyes, that thou shouldest take knowledge of me, seeing I am a stranger? و مادر شوهرش وی را گفت: «امروز کجا خوشه چینی نمودی و کجاکار کردی؟ مبارک باد آنکه بر تو توجه نموده است.» پس مادر شوهر خود را از کسی‌که نزد وی کار کرده بود، خبر داده، گفت: «نام آن شخص که امروز نزد او کار کردم، بوعز است.» bible_en_fa And Boaz answered and said unto her, It hath fully been shewed me, all that thou hast done unto thy mother in law since the death of thine husband: and how thou hast left thy father and thy mother, and the land of thy nativity, and art come unto a people which thou knewest not heretofore. و نعومی به عروس خود گفت: «او از جانب خداوند مبارک باد زیرا که احسان را بر زندگان ومردگان ترک ننموده است.» و نعومی وی را گفت: «این شخص، خویش ما و از ولی های ماست.» bible_en_fa The LORD recompense thy work, and a full reward be given thee of the LORD God of Israel, under whose wings thou art come to trust. و روت موآبیه گفت که «او نیز مرا گفت باجوانان من باش تا همه درو مرا تمام کنند.» bible_en_fa Then she said, Let me find favour in thy sight, my lord; for that thou hast comforted me, and for that thou hast spoken friendly unto thine handmaid, though I be not like unto one of thine handmaidens. نعومی به عروس خود روت گفت که «ای دخترم خوب است که با کنیزان او بیرون روی وتو را در کشتزار دیگر نیابند.»پس با کنیزان بوعز برای خوشه چینی می‌ماند تا درو جو و دروگندم تمام شد، و با مادرشوهرش سکونت داشت. bible_en_fa And Boaz said unto her, At mealtime come thou hither, and eat of the bread, and dip thy morsel in the vinegar. And she sat beside the reapers: and he reached her parched corn, and she did eat, and was sufficed, and left. پس با کنیزان بوعز برای خوشه چینی می‌ماند تا درو جو و دروگندم تمام شد، و با مادرشوهرش سکونت داشت. bible_en_fa And when she was risen up to glean, Boaz commanded his young men, saying, Let her glean even among the sheaves, and reproach her not: و مادر شوهرش، نعومی وی را گفت: «ای دختر من، آیا برای تو راحت نجویم تا برایت نیکو باشد. bible_en_fa And let fall also some of the handfuls of purpose for her, and leave them, that she may glean them, and rebuke her not. و الان آیا بوعز که تو باکنیزانش بودی خویش ما نیست؟ و اینک اوامشب در خرمن خود، جو پاک می‌کند. bible_en_fa So she gleaned in the field until even, and beat out that she had gleaned: and it was about an ephah of barley. پس خویشتن را غسل کرده، تدهین کن و رخت خود راپوشیده، به خرمن برو، اما خود را به آن مردنشناسان تا از خوردن و نوشیدن فارغ شود. bible_en_fa And she took it up, and went into the city: and her mother in law saw what she had gleaned: and she brought forth, and gave to her that she had reserved after she was sufficed. وچون او بخوابد جای خوابیدنش را نشان کن، ورفته، پایهای او را بگشا و بخواب، و او تو راخواهد گفت که چه باید بکنی.» bible_en_fa And her mother in law said unto her, Where hast thou gleaned to day? and where wroughtest thou? blessed be he that did take knowledge of thee. And she shewed her mother in law with whom she had wrought, and said, The man's name with whom I wrought to day is Boaz. او وی را گفت: «هر‌چه به من گفتی، خواهم کرد.» bible_en_fa And Naomi said unto her daughter in law, Blessed be he of the LORD, who hath not left off his kindness to the living and to the dead. And Naomi said unto her, The man is near of kin unto us, one of our next kinsmen. پس به خرمن رفته، موافق هر‌چه مادرشوهرش او را امر فرموده بود، رفتار نمود. bible_en_fa And Ruth the Moabitess said, He said unto me also, Thou shalt keep fast by my young men, until they have ended all my harvest. پس چون بوعز خورد و نوشید و دلش شاد شد ورفته، به کنار بافه های جو خوابید، آنگاه او آهسته آهسته آمده، پایهای او را گشود و خوابید. bible_en_fa And Naomi said unto Ruth her daughter in law, It is good, my daughter, that thou go out with his maidens, that they meet thee not in any other field. و درنصف شب آن مرد مضطرب گردید و به آن سمت متوجه شد که اینک زنی نزد پایهایش خوابیده است. bible_en_fa So she kept fast by the maidens of Boaz to glean unto the end of barley harvest and of wheat harvest; and dwelt with her mother in law. و گفت: «تو کیستی»؟ او گفت: «من کنیزتو، روت هستم، پس دامن خود را بر کنیز خویش بگستران زیرا که تو ولی هستی.» bible_en_fa Then Naomi her mother in law said unto her, My daughter, shall I not seek rest for thee, that it may be well with thee? او گفت: «ای دختر من! از جانب خداوندمبارک باش! زیرا که در آخر بیشتر احسان نمودی از اول، چونکه در عقب جوانان، چه فقیر و چه غنی، نرفتی. bible_en_fa And now is not Boaz of our kindred, with whose maidens thou wast? Behold, he winnoweth barley to night in the threshingfloor. و حال‌ای دختر من، مترس! هرآنچه به من گفتی برایت خواهم کرد، زیرا که تمام شهر قوم من تو را زن نیکو می‌دانند. bible_en_fa Wash thyself therefore, and anoint thee, and put thy raiment upon thee, and get thee down to the floor: but make not thyself known unto the man, until he shall have done eating and drinking. و الان راست است که من ولی هستم لیکن ولی‌ای نزدیکتر از من هست. bible_en_fa And it shall be, when he lieth down, that thou shalt mark the place where he shall lie, and thou shalt go in, and uncover his feet, and lay thee down; and he will tell thee what thou shalt do. امشب در اینجا بمان وبامدادان اگر او حق ولی را برای تو ادا نماید، خوب ادا نماید، و اگر نخواهد که برای تو حق ولی را ادا نماید، پس قسم به حیات خداوند که من آن را برای تو ادا خواهم نمود، الان تا صبح بخواب.» bible_en_fa And she said unto her, All that thou sayest unto me I will do. پس نزد پایش تا صبح خوابیده، پیش ازآنکه کسی همسایه‌اش را تشخیص دهد، برخاست، و بوعز گفت: «زنهار کسی نفهمد که این زن به خرمن آمده است. bible_en_fa And she went down unto the floor, and did according to all that her mother in law bade her. و گفت چادری که برتوست، بیاور و بگیر.» پس آن را بگرفت و او شش کیل جو پیموده، بر وی گذارد و به شهر رفت. bible_en_fa And when Boaz had eaten and drunk, and his heart was merry, he went to lie down at the end of the heap of corn: and she came softly, and uncovered his feet, and laid her down. وچون نزد مادر شوهر خود رسید، او وی را گفت: «ای دختر من، بر تو چه گذشت؟» پس او را از هرآنچه آن مرد با وی کرده بود، خبر داد. bible_en_fa And it came to pass at midnight, that the man was afraid, and turned himself: and, behold, a woman lay at his feet. و گفت: «این شش کیل جو را به من داد زیرا گفت، نزدمادرشوهرت تهیدست مرو.»او وی را گفت: «ای دخترم آرام بنشین تا بدانی که این امر چگونه خواهد شد، زیرا که آن مرد تا این کار را امروزتمام نکند، آرام نخواهد گرفت.» bible_en_fa And he said, Who art thou? And she answered, I am Ruth thine handmaid: spread therefore thy skirt over thine handmaid; for thou art a near kinsman. او وی را گفت: «ای دخترم آرام بنشین تا بدانی که این امر چگونه خواهد شد، زیرا که آن مرد تا این کار را امروزتمام نکند، آرام نخواهد گرفت.» bible_en_fa And he said, Blessed be thou of the LORD, my daughter: for thou hast shewed more kindness in the latter end than at the beginning, inasmuch as thou followedst not young men, whether poor or rich. و بوعز به دروازه آمده، آنجا نشست و اینک آن ولی که بوعز درباره او سخن گفته بود می‌گذشت، و به او گفت: «ای فلان! به اینجابرگشته، بنشین.» و او برگشته، نشست. bible_en_fa And now, my daughter, fear not; I will do to thee all that thou requirest: for all the city of my people doth know that thou art a virtuous woman. و ده نفراز مشایخ شهر را برداشته، به ایشان گفت: «اینجابنشینید.» و ایشان نشستند. bible_en_fa And now it is true that I am thy near kinsman: howbeit there is a kinsman nearer than I. و به آن ولی گفت: «نعومی که از بلاد موآب برگشته است قطعه زمینی را که از برادر ما الیملک بود، می‌فروشد. bible_en_fa Tarry this night, and it shall be in the morning, that if he will perform unto thee the part of a kinsman, well; let him do the kinsman's part: but if he will not do the part of a kinsman to thee, then will I do the part of a kinsman to thee, as the LORD liveth: lie down until the morning. ومن مصلحت دیدم که تو را اطلاع داده، بگویم که آن را به حضور این مجلس و مشایخ قوم من بخر، پس اگر انفکاک می‌کنی، بکن، و اگر انفکاک نمی کنی مرا خبر بده تا بدانم، زیرا غیر از تو کسی نیست که انفکاک کند، و من بعد از تو هستم.» اوگفت: «من انفکاک می‌کنم.» bible_en_fa And she lay at his feet until the morning: and she rose up before one could know another. And he said, Let it not be known that a woman came into the floor. بوعز گفت: «درروزی که زمین را از دست نعومی می‌خری، ازروت موآبیه، زن متوفی نیز باید خرید، تا نام متوفی را بر میراثش برانگیزانی.» bible_en_fa Also he said, Bring the vail that thou hast upon thee, and hold it. And when she held it, he measured six measures of barley, and laid it on her: and she went into the city. آن ولی گفت: «نمی توانم برای خود انفکاک کنم مبادا میراث خود را فاسد کنم، پس تو حق انفکاک مرا بر ذمه خود بگیر زیرا نمی توانم انفکاک نمایم.» bible_en_fa And when she came to her mother in law, she said, Who art thou, my daughter? And she told her all that the man had done to her. و رسم انفکاک و مبادلت در ایام قدیم دراسرائیل به جهت اثبات هر امر این بود که شخص کفش خود را بیرون کرده، به همسایه خود می‌داد. و این در اسرائیل قانون شده است. bible_en_fa And she said, These six measures of barley gave he me; for he said to me, Go not empty unto thy mother in law. پس آن ولی به بوعز گفت: «آن را برای خود بخر.» و کفش خود را بیرون کرد. bible_en_fa Then said she, Sit still, my daughter, until thou know how the matter will fall: for the man will not be in rest, until he have finished the thing this day. و بوعز به مشایخ و به تمامی قوم گفت: «شما امروز شاهد باشید که تمامی مایملک الیملک و تمامی مایملک کلیون ومحلون را از دست نعومی خریدم. bible_en_fa Then went Boaz up to the gate, and sat him down there: and, behold, the kinsman of whom Boaz spake came by; unto whom he said, Ho, such a one! turn aside, sit down here. And he turned aside, and sat down. و هم روت موآبیه زن محلون را به زنی خود خریدم تا نام متوفی را بر میراثش برانگیزانم، و نام متوفی ازمیان برادرانش و از دروازه محله‌اش منقطع نشود، شما امروز شاهد باشید.» bible_en_fa And he took ten men of the elders of the city, and said, Sit ye down here. And they sat down. و تمامی قوم که نزد دروازه بودند و مشایخ گفتند: «شاهد هستیم و خداوند این زن را که به خانه تو درآمد، مثل راحیل و لیه گرداند که خانه اسرائیل را بنا کردند، و تو در افراته کامیاب شو، ودر بیت لحم نامور باش. bible_en_fa And he said unto the kinsman, Naomi, that is come again out of the country of Moab, selleth a parcel of land, which was our brother Elimelech's: و خانه تو مثل خانه فارص باشد که تامار برای یهودا زایید، ازاولادی که خداوند تو را از این دختر، خواهدبخشید.» bible_en_fa And I thought to advertise thee, saying, Buy it before the inhabitants, and before the elders of my people. If thou wilt redeem it, redeem it: but if thou wilt not redeem it, then tell me, that I may know: for there is none to redeem it beside thee; and I am after thee. And he said, I will redeem it. پس بوعز روت را گرفت و او زن وی شد وبه او درآمد و خداوند او را حمل داد که پسری زایید. bible_en_fa Then said Boaz, What day thou buyest the field of the hand of Naomi, thou must buy it also of Ruth the Moabitess, the wife of the dead, to raise up the name of the dead upon his inheritance. و زنان به نعومی گفتند: «متبارک بادخداوند که تو را امروز بی‌ولی نگذاشته است و نام او در اسرائیل بلند شود. bible_en_fa And the kinsman said, I cannot redeem it for myself, lest I mar mine own inheritance: redeem thou my right to thyself; for I cannot redeem it. و او برایت تازه کننده جان و پرورنده پیری تو باشد، زیرا که عروست که تو را دوست می‌دارد و برایت از هفت پسر بهتراست، او را زایید.» bible_en_fa Now this was the manner in former time in Israel concerning redeeming and concerning changing, for to confirm all things; a man plucked off his shoe, and gave it to his neighbour: and this was a testimony in Israel. و نعومی پسر را گرفته، در آغوش خود گذاشت و دایه او شد. bible_en_fa Therefore the kinsman said unto Boaz, Buy it for thee. So he drew off his shoe. و زنان همسایه‌اش، او را نام نهاده، گفتند برای نعومی پسری زاییده شد، و نام اورا عوبید خواندند و او پدر یسی پدر داوداست. bible_en_fa And Boaz said unto the elders, and unto all the people, Ye are witnesses this day, that I have bought all that was Elimelech's, and all that was Chilion's and Mahlon's, of the hand of Naomi. این است پیدایش فارص: فارص حصرون را آورد؛ bible_en_fa Moreover Ruth the Moabitess, the wife of Mahlon, have I purchased to be my wife, to raise up the name of the dead upon his inheritance, that the name of the dead be not cut off from among his brethren, and from the gate of his place: ye are witnesses this day. و حصرون، رام را آورد؛ و رام، عمیناداب را آورد؛ bible_en_fa And all the people that were in the gate, and the elders, said, We are witnesses. The LORD make the woman that is come into thine house like Rachel and like Leah, which two did build the house of Israel: and do thou worthily in Ephratah, and be famous in Bethlehem: و عمیناداب نحشون راآورد؛ و نحشون سلمون را آورد؛و سلمون بوعز را آورد؛ و بوعز عوبید را آورد؛ bible_en_fa And let thy house be like the house of Pharez, whom Tamar bare unto Judah, of the seed which the LORD shall give thee of this young woman. و سلمون بوعز را آورد؛ و بوعز عوبید را آورد؛ bible_en_fa So Boaz took Ruth, and she was his wife: and when he went in unto her, the LORD gave her conception, and she bare a son. و مردی بود از رامه تایم صوفیم از کوهستان افرایم، مسمی به القانه بن یروحام بن الیهو بن توحو بن صوف. و او افرایمی بود. bible_en_fa And the women said unto Naomi, Blessed be the LORD, which hath not left thee this day without a kinsman, that his name may be famous in Israel. و او دو زن داشت. اسم یکی حنا و اسم دیگری فننه بود. و فننه اولاد داشت لیکن حنا رااولاد نبود. bible_en_fa And he shall be unto thee a restorer of thy life, and a nourisher of thine old age: for thy daughter in law, which loveth thee, which is better to thee than seven sons, hath born him. و آن مرد هر سال برای عبادت نمودن وقربانی گذرانیدن برای یهوه صبایوت از شهر خودبه شیلوه می‌آمد، و حفنی و فینحاس دو پسرعیلی، کاهنان خداوند در آنجا بودند. bible_en_fa And Naomi took the child, and laid it in her bosom, and became nurse unto it. و چون روزی می‌آمد که القانه قربانی می‌گذرانید، به زن خود فننه و همه پسران و دختران خود قسمت هامی داد. bible_en_fa And the women her neighbours gave it a name, saying, There is a son born to Naomi; and they called his name Obed: he is the father of Jesse, the father of David. و اما به حنا قسمت مضاعف می‌داد زیراکه حنا را دوست می‌داشت، اگر‌چه خداوند رحم او را بسته بود. bible_en_fa Now these are the generations of Pharez: Pharez begat Hezron, و هئوی وی او را نیز سخت می‌رنجانید به حدی که وی را خشمناک می‌ساخت، چونکه خداوند رحم او را بسته بود. bible_en_fa And Hezron begat Ram, and Ram begat Amminadab, و همچنین سال به سال واقع می‌شد که چون حنابه خانه خدا می‌آمد، فننه همچنین او رامی رنجانید و او گریه نموده، چیزی نمی خورد. bible_en_fa And Amminadab begat Nahshon, and Nahshon begat Salmon, و شوهرش، القانه، وی را می‌گفت: «ای حنا چراگریانی و چرا نمی خوری و دلت چرا غمگین است؟ آیا من برای تو از ده پسر بهتر نیستم؟» bible_en_fa And Salmon begat Boaz, and Boaz begat Obed, و بعد از اکل و شرب نمودن ایشان در شیلوه، حنا برخاست و عیلی کاهن بر کرسی خود نزد ستونی در هیکل خدا نشسته بود. bible_en_fa And Obed begat Jesse, and Jesse begat David. و او به تلخی جان نزد خداوند دعا کرد، و زارزار بگریست. bible_en_fa Now there was a certain man of Ramathaim-zophim, of mount Ephraim, and his name was Elkanah, the son of Jeroham, the son of Elihu, the son of Tohu, the son of Zuph, an Ephrathite: ونذر کرده، گفت: «ای یهوه صبایوت اگر فی الواقع به مصیبت کنیز خود نظر کرده، مرا بیاد آوری وکنیزک خود را فراموش نکرده، اولاد ذکوری به کنیز خود عطا فرمایی، او را تمامی ایام عمرش به خداوند خواهم داد، و استره بر سرش نخواهدآمد.» bible_en_fa And he had two wives; the name of the one was Hannah, and the name of the other Peninnah: and Peninnah had children, but Hannah had no children. و چون دعای خود را به حضور خداوندطول داد عیلی دهن او را ملاحظه کرد. bible_en_fa And this man went up out of his city yearly to worship and to sacrifice unto the LORD of hosts in Shiloh. And the two sons of Eli, Hophni and Phinehas, the priests of the LORD, were there. و حنادر دل خود سخن می‌گفت، و لبهایش فقط، متحرک بود و آوازش مسموع نمی شد، و عیلی گمان برد که مست است. bible_en_fa And when the time was that Elkanah offered, he gave to Peninnah his wife, and to all her sons and her daughters, portions: پس عیلی وی راگفت: «تا به کی مست می‌شوی؟ شرابت را از خوددور کن.» bible_en_fa But unto Hannah he gave a worthy portion; for he loved Hannah: but the LORD had shut up her womb. و حنا در جواب گفت: «نی آقایم، بلکه زن شکسته روح هستم، و شراب و مسکرات ننوشیده‌ام، بلکه جان خود را به حضور خداوندریخته‌ام. bible_en_fa And her adversary also provoked her sore, for to make her fret, because the LORD had shut up her womb. کنیز خود را از دختران بلیعال مشمار، زیرا که از کثرت غم و رنجیدگی خود تابحال می‌گفتم.» bible_en_fa And as he did so year by year, when she went up to the house of the LORD, so she provoked her; therefore she wept, and did not eat. عیلی در جواب گفت: «به سلامتی برو و خدای اسرائیل مسالتی را که از اوطلب نمودی، تو را عطا فرماید.» bible_en_fa Then said Elkanah her husband to her, Hannah, why weepest thou? and why eatest thou not? and why is thy heart grieved? am not I better to thee than ten sons? گفت: «کنیزت در نظرت التفات یابد.» پس آن زن راه خود را پیش گرفت و می‌خورد و دیگر ترشرونبود. bible_en_fa So Hannah rose up after they had eaten in Shiloh, and after they had drunk. Now Eli the priest sat upon a seat by a post of the temple of the LORD. و ایشان بامدادان برخاسته، به حضور خداوند عبادت کردند و برگشته، به خانه خویش به رامه آمدند، و القانه زن خود حنا را بشناخت وخداوند او را به یاد آورد. bible_en_fa And she was in bitterness of soul, and prayed unto the LORD, and wept sore. و بعد از مرور ایام حنا حامله شده، پسری زایید و او را سموئیل نام نهاد، زیرا گفت: «او را از خداوند سوال نمودم.» bible_en_fa And she vowed a vow, and said, O LORD of hosts, if thou wilt indeed look on the affliction of thine handmaid, and remember me, and not forget thine handmaid, but wilt give unto thine handmaid a man child, then I will give him unto the LORD all the days of his life, and there shall no rasor come upon his head. و شوهرش القانه با تمامی اهل خانه‌اش رفت تا قربانی سالیانه و نذر خود را نزد خداوندبگذراند. bible_en_fa And it came to pass, as she continued praying before the LORD, that Eli marked her mouth. و حنا نرفت زیرا که به شوهر خودگفته بود تا پسر از شیر باز داشته نشود، نمی آیم، آنگاه او را خواهم آورد و به حضور خداوندحاضر شده، آنجا دائم خواهد ماند. bible_en_fa Now Hannah, she spake in her heart; only her lips moved, but her voice was not heard: therefore Eli thought she had been drunken. شوهرش القانه وی را گفت: «آنچه در نظرت پسند آید، بکن، تا وقت باز داشتنش از شیر بمان، لیکن خداوند کلام خود را استوار نماید.» پس آن زن ماند و تا وقت بازداشتن پسر خود از شیر، او راشیر می‌داد. bible_en_fa And Eli said unto her, How long wilt thou be drunken? put away thy wine from thee. و چون او را از شیر باز داشته بود، وی را باسه گاو و یک ایفه آرد و یک مشک شراب با خودآورده، به خانه خداوند در شیلوه رسانید و آن پسر کوچک بود. bible_en_fa And Hannah answered and said, No, my lord, I am a woman of a sorrowful spirit: I have drunk neither wine nor strong drink, but have poured out my soul before the LORD. و گاو را ذبح نمودند، و پسررا نزد عیلی آوردند. bible_en_fa Count not thine handmaid for a daughter of Belial: for out of the abundance of my complaint and grief have I spoken hitherto. و حنا گفت: «عرض می‌کنم‌ای آقایم! جانت زنده باد‌ای آقایم! من آن زن هستم که در اینجا نزد تو ایستاده، از خداوندمسئلت نمودم. bible_en_fa Then Eli answered and said, Go in peace: and the God of Israel grant thee thy petition that thou hast asked of him. برای این پسر مسالت نمودم وخداوند مسالت مرا که از او طلب نموده بودم، به من عطا فرموده است.و من نیز او را برای خداوند وقف نمودم؛ تمام ایامی که زنده باشدوقف خداوند خواهد بود.» پس در آنجا خداوند را عبادت نمودند. bible_en_fa And she said, Let thine handmaid find grace in thy sight. So the woman went her way, and did eat, and her countenance was no more sad. و من نیز او را برای خداوند وقف نمودم؛ تمام ایامی که زنده باشدوقف خداوند خواهد بود.» پس در آنجا خداوند را عبادت نمودند. bible_en_fa And they rose up in the morning early, and worshipped before the LORD, and returned, and came to their house to Ramah: and Elkanah knew Hannah his wife; and the LORD remembered her. و حنا دعا نموده، گفت: «دل من در خداوند وجد می‌نماید.و شاخ من در نزد خداوند برافراشته شده. و دهانم بر دشمنانم وسیع گردیده است. زیرا که در نجات تو شادمان هستم. bible_en_fa Wherefore it came to pass, when the time was come about after Hannah had conceived, that she bare a son, and called his name Samuel, saying, Because I have asked him of the LORD. مثل یهوه قدوسی نیست. زیرا غیر از تو کسی نیست. و مثل خدای ما صخره‌ای نیست. bible_en_fa And the man Elkanah, and all his house, went up to offer unto the LORD the yearly sacrifice, and his vow. سخنان تکبرآمیز دیگر مگویید. و غرور از دهان شما صادر نشود. زیرا یهوه خدای علام است. وبه او اعمال، سنجیده می‌شود. bible_en_fa But Hannah went not up; for she said unto her husband, I will not go up until the child be weaned, and then I will bring him, that he may appear before the LORD, and there abide for ever. کمان جباران را شکسته است. و آنانی که می‌لغزیدند، کمر آنها به قوت بسته شد. bible_en_fa And Elkanah her husband said unto her, Do what seemeth thee good; tarry until thou have weaned him; only the LORD establish his word. So the woman abode, and gave her son suck until she weaned him. سیرشدگان، خویشتن را برای نان اجیر ساختند. و کسانی که گرسنه بودند، استراحت یافتند. بلکه زن نازا هفت فرزند زاییده است. و آنکه اولادبسیار داشت، زبون گردیده. bible_en_fa And when she had weaned him, she took him up with her, with three bullocks, and one ephah of flour, and a bottle of wine, and brought him unto the house of the LORD in Shiloh: and the child was young. خداوند می‌میراند و زنده می‌کند؛ به قبر فرودمی آورد و برمی خیزاند. bible_en_fa And they slew a bullock, and brought the child to Eli. خداوند فقیر می‌سازد و غنی می‌گرداند؛ پست می‌کند و بلند می‌سازد. bible_en_fa And she said, Oh my lord, as thy soul liveth, my lord, I am the woman that stood by thee here, praying unto the LORD. فقیر را از خاک برمی افرازد. و مسکین را از مزبله برمی دارد تا ایشان را با امیران بنشاند. و ایشان راوارث کرسی جلال گرداند. زیرا که ستونهای زمین از آن خداوند است. و ربع مسکون را بر آنهااستوار نموده است. bible_en_fa For this child I prayed; and the LORD hath given me my petition which I asked of him: پایهای مقدسین خود را محفوظ می‌دارد. اماشریران در ظلمت خاموش خواهند شد، زیرا که انسان به قوت خود غالب نخواهد آمد. bible_en_fa Therefore also I have lent him to the LORD; as long as he liveth he shall be lent to the LORD. And he worshipped the LORD there. آنانی که با خداوند مخاصمه کنند، شکسته خواهند شد. او بر ایشان از آسمان صاعقه خواهدفرستاد. خداوند، اقصای زمین را داوری خواهدنمود، و به پادشاه خود قوت خواهد بخشید. وشاخ مسیح خود را بلند خواهد گردانید.» bible_en_fa And Hannah prayed, and said, My heart rejoiceth in the LORD, mine horn is exalted in the LORD: my mouth is enlarged over mine enemies; because I rejoice in thy salvation. پس القانه به خانه خود به راما رفت و آن پسر به حضور عیلی کاهن، خداوند را خدمت می‌نمود. bible_en_fa There is none holy as the LORD: for there is none beside thee: neither is there any rock like our God. و پسران عیلی از بنی بلیعال بودند وخداوند را نشناختند. bible_en_fa Talk no more so exceeding proudly; let not arrogancy come out of your mouth: for the LORD is a God of knowledge, and by him actions are weighed. و عادت کاهنان با قوم این بود که چون کسی قربانی می‌گذرانید هنگامی که گوشت پخته می‌شد، خادم کاهن با چنگال سه دندانه در دست خود می‌آمد bible_en_fa The bows of the mighty men are broken, and they that stumbled are girded with strength. و آن را به تاوه یامرجل یا دیگ یا پاتیل فرو برده، هر‌چه چنگال برمی آورد کاهن آن را برای خود می‌گرفت، وهمچنین با تمامی اسرائیل که در آنجا به شیلوه می‌آمدند، رفتار می‌نمودند. bible_en_fa They that were full have hired out themselves for bread; and they that were hungry ceased: so that the barren hath born seven; and she that hath many children is waxed feeble. و نیز قبل ازسوزانیدن پیه، خادم کاهن آمده، به کسی‌که قربانی می‌گذرانید، می‌گفت: «گوشت به جهت کباب برای کاهن بده، زیرا گوشت پخته از تونمی گیرد بلکه خام.» bible_en_fa The LORD killeth, and maketh alive: he bringeth down to the grave, and bringeth up. و آن مرد به وی می‌گفت: «پیه را اول بسوزانند و بعد هر‌چه دلت می‌خواهدبرای خود بگیر.» او می‌گفت: «نی، بلکه الان بده، والا به زور می‌گیرم.» bible_en_fa The LORD maketh poor, and maketh rich: he bringeth low, and lifteth up. پس گناهان آن جوانان به حضور خداوند بسیار عظیم بود، زیرا که مردمان هدایای خداوند را مکروه می‌داشتند. bible_en_fa He raiseth up the poor out of the dust, and lifteth up the beggar from the dunghill, to set them among princes, and to make them inherit the throne of glory: for the pillars of the earth are the LORD's, and he hath set the world upon them. و اما سموئیل به حضور خداوند خدمت می کرد، و او پسر کوچک بود و بر کمرش ایفودکتان بسته بود. bible_en_fa He will keep the feet of his saints, and the wicked shall be silent in darkness; for by strength shall no man prevail. و مادرش برای وی جبه کوچک می‌ساخت، و آن را سال به سال همراه خودمی آورد، هنگامی که با شوهر خود برمی آمد تاقربانی سالیانه را بگذرانند. bible_en_fa The adversaries of the LORD shall be broken to pieces; out of heaven shall he thunder upon them: the LORD shall judge the ends of the earth; and he shall give strength unto his king, and exalt the horn of his anointed. و عیلی القانه وزنش را برکت داده، گفت: «خداوند تو را از این زن به عوض عاریتی که به خداوند داده‌ای، اولادبدهد.» پس به مکان خود رفتند. bible_en_fa And Elkanah went to Ramah to his house. And the child did minister unto the LORD before Eli the priest. و خداوند از حنا تفقد نمود و او حامله شده، سه پسر و دو دختر زایید، و آن پسر، سموئیل به حضور خداوند نمو می‌کرد. bible_en_fa Now the sons of Eli were sons of Belial; they knew not the LORD. و عیلی بسیار سالخورده شده بود، و هر‌چه پسرانش با تمامی اسرائیل عمل می‌نمودند، می‌شنید، و اینکه چگونه با زنانی که نزد در خیمه اجتماع خدمت می‌کردند، می‌خوابیدند. bible_en_fa And the priests' custom with the people was, that, when any man offered sacrifice, the priest's servant came, while the flesh was in seething, with a fleshhook of three teeth in his hand; پس به ایشان گفت: «چرا چنین کارها می‌کنید زیرا که اعمال بد شما را از تمامی این قوم می‌شنوم. bible_en_fa And he struck it into the pan, or kettle, or caldron, or pot; all that the fleshhook brought up the priest took for himself. So they did in Shiloh unto all the Israelites that came thither. چنین مکنید‌ای پسرانم زیرا خبری که می‌شنوم خوب نیست، شما باعث عصیان قوم خداوند می‌باشید. bible_en_fa Also before they burnt the fat, the priest's servant came, and said to the man that sacrificed, Give flesh to roast for the priest; for he will not have sodden flesh of thee, but raw. اگر شخصی بر شخصی گناه ورزد خدا او را داوری خواهد کرد اما اگرشخصی بر خداوند گناه ورزد، کیست که برای وی شفاعت نماید؟» اما ایشان سخن پدر خود رانشنیدند، زیرا خداوند خواست که ایشان راهلاک سازد. bible_en_fa And if any man said unto him, Let them not fail to burn the fat presently, and then take as much as thy soul desireth; then he would answer him, Nay; but thou shalt give it me now: and if not, I will take it by force. و آن پسر، سموئیل، نمو می‌یافت و هم نزدخداوند و هم نزد مردمان پسندیده می‌شد. bible_en_fa Wherefore the sin of the young men was very great before the LORD: for men abhorred the offering of the LORD. و مرد خدایی نزد عیلی آمده، به وی گفت: «خداوند چنین می‌گوید: آیا خود را بر خاندان پدرت هنگامی که ایشان در مصر در خانه فرعون بودند، ظاهر نساختم؟ bible_en_fa But Samuel ministered before the LORD, being a child, girded with a linen ephod. و آیا او را از جمیع اسباط اسرائیل برنگزیدم تا کاهن من بوده، نزدمذبح من بیاید. و بخور بسوزاند و به حضور من ایفود بپوشد، وآیا جمیع هدایای آتشین بنی‌اسرائیل را به خاندان پدرت نبخشیدم؟ bible_en_fa Moreover his mother made him a little coat, and brought it to him from year to year, when she came up with her husband to offer the yearly sacrifice. پس چرا قربانی‌ها و هدایای مرا که در مسکن خود امر فرمودم، پایمال می‌کنید و پسران خود رازیاده از من محترم می‌داری، تا خویشتن را ازنیکوترین جمیع هدایای قوم من، اسرائیل فربه سازی. bible_en_fa And Eli blessed Elkanah and his wife, and said, The LORD give thee seed of this woman for the loan which is lent to the LORD. And they went unto their own home. بنابراین یهوه، خدای اسرائیل می‌گوید: البته گفتم که خاندان تو و خاندان پدرت به حضور من تا به ابد سلوک خواهند نمود، لیکن الان خداوند می‌گوید: حاشا از من! زیرا آنانی که مرا تکریم نمایند، تکریم خواهم نمود و کسانی که مرا حقیر شمارند، خوار خواهند شد. bible_en_fa And the LORD visited Hannah, so that she conceived, and bare three sons and two daughters. And the child Samuel grew before the LORD. اینک ایامی می‌آید که بازوی تو را و بازوی خاندان پدرتو را قطع خواهم نمود که مردی پیر در خانه تویافت نشود. bible_en_fa Now Eli was very old, and heard all that his sons did unto all Israel; and how they lay with the women that assembled at the door of the tabernacle of the congregation. و تنگی مسکن مرا خواهی دید، در هر احسانی که به اسرائیل خواهد شد، و مردی پیر در خانه تو ابد نخواهد بود. bible_en_fa And he said unto them, Why do ye such things? for I hear of your evil dealings by all this people. و شخصی رااز کسان تو که از مذبح خود قطع نمی نمایم برای کاهیدن چشم تو و رنجانیدن دلت خواهد بود، وجمیع ذریت خانه تو در جوانی خواهند مرد. bible_en_fa Nay, my sons; for it is no good report that I hear: ye make the LORD's people to transgress. واین برای تو علامت باشد که بر دو پسرت حفنی وفینحاس واقع می‌شود که هر دوی ایشان در یک روز خواهند مرد. bible_en_fa If one man sin against another, the judge shall judge him: but if a man sin against the LORD, who shall intreat for him? Notwithstanding they hearkened not unto the voice of their father, because the LORD would slay them. و کاهن امینی به جهت خودبرپا خواهم داشت که موافق دل و جان من رفتارخواهد نمود، و برای او خانه مستحکمی بنا خواهم کرد، و به حضور مسیح من پیوسته سلوک خواهد نمود.و واقع خواهد شد که هر‌که درخانه تو باقی ماند، آمده، نزد او به جهت پاره‌ای نقره و قرص نانی تعظیم خواهد نمود و خواهدگفت: تمنا اینکه مرا به یکی از وظایف کهانت بگذار تا لقمه‌ای نان بخورم.» bible_en_fa And the child Samuel grew on, and was in favour both with the LORD, and also with men. و واقع خواهد شد که هر‌که درخانه تو باقی ماند، آمده، نزد او به جهت پاره‌ای نقره و قرص نانی تعظیم خواهد نمود و خواهدگفت: تمنا اینکه مرا به یکی از وظایف کهانت بگذار تا لقمه‌ای نان بخورم.» bible_en_fa And there came a man of God unto Eli, and said unto him, Thus saith the LORD, Did I plainly appear unto the house of thy father, when they were in Egypt in Pharaoh's house? و آن پسر، سموئیل، به حضور عیلی، خداوند را خدمت می‌نمود، و در آن روزهاکلام خداوند نادر بود و رویا مکشوف نمی شد. bible_en_fa And did I choose him out of all the tribes of Israel to be my priest, to offer upon mine altar, to burn incense, to wear an ephod before me? and did I give unto the house of thy father all the offerings made by fire of the children of Israel? و در آن زمان واقع شد که چون عیلی در جایش خوابیده بود و چشمانش آغاز تار شدن نموده، نمی توانست دید، bible_en_fa Wherefore kick ye at my sacrifice and at mine offering, which I have commanded in my habitation; and honourest thy sons above me, to make yourselves fat with the chiefest of all the offerings of Israel my people? و چراغ خدا هنوز خاموش نشده، و سموئیل در هیکل خداوند، جایی که تابوت خدا بود، می‌خوابید، bible_en_fa Wherefore the LORD God of Israel saith, I said indeed that thy house, and the house of thy father, should walk before me for ever: but now the LORD saith, Be it far from me; for them that honour me I will honour, and they that despise me shall be lightly esteemed. خداوند سموئیل را خواند و او گفت: «لبیک.» bible_en_fa Behold, the days come, that I will cut off thine arm, and the arm of thy father's house, that there shall not be an old man in thine house. پس نزد عیلی شتافته، گفت: «اینک حاضرم زیرا مرا خواندی.» او گفت: «نخواندم، برگشته، بخواب.» و او برگشته، خوابید. bible_en_fa And thou shalt see an enemy in my habitation, in all the wealth which God shall give Israel: and there shall not be an old man in thine house for ever. و خداوند بار دیگر خواند: «ای سموئیل!» وسموئیل برخاسته، نزد عیلی آمده، گفت: «اینک حاضرم زیرا مرا خواندی.» او گفت: «ای پسرم تورا نخواندم، برگشته، بخواب.» bible_en_fa And the man of thine, whom I shall not cut off from mine altar, shall be to consume thine eyes, and to grieve thine heart: and all the increase of thine house shall die in the flower of their age. و سموئیل، خداوند را هنوز نمی شناخت وکلام خداوند تا حال بر او منکشف نشده بود. bible_en_fa And this shall be a sign unto thee, that shall come upon thy two sons, on Hophni and Phinehas; in one day they shall die both of them. وخداوند باز سموئیل را بار سوم خواند و اوبرخاسته، نزد عیلی آمده، گفت: «اینک حاضرم زیرا مرا خواندی.» آنگاه عیلی فهمید که یهوه، پسر را خوانده است. bible_en_fa And I will raise me up a faithful priest, that shall do according to that which is in mine heart and in my mind: and I will build him a sure house; and he shall walk before mine anointed for ever. و عیلی به سموئیل گفت: «برو و بخواب و اگر تو را بخواند، بگو‌ای خداوندبفرما زیرا که بنده تو می‌شنود.» پس سموئیل رفته، در جای خود خوابید. bible_en_fa And it shall come to pass, that every one that is left in thine house shall come and crouch to him for a piece of silver and a morsel of bread, and shall say, Put me, I pray thee, into one of the priests' offices, that I may eat a piece of bread. و خداوند آمده، بایستاد و مثل دفعه های پیش خواند: «ای سموئیل! ای سموئیل!» سموئیل گفت: «بفرما زیرا که بنده تو می‌شنود.» bible_en_fa And the child Samuel ministered unto the LORD before Eli. And the word of the LORD was precious in those days; there was no open vision. و خداوند به سموئیل گفت: «اینک من کاری در اسرائیل می‌کنم که گوشهای هر‌که بشنود، صدا خواهد داد. bible_en_fa And it came to pass at that time, when Eli was laid down in his place, and his eyes began to wax dim, that he could not see; در آن روز هر‌چه درباره خانه عیلی گفتم بر او اجرا خواهم داشت، و شروع نموده، به انجام خواهم رسانید. bible_en_fa And ere the lamp of God went out in the temple of the LORD, where the ark of God was, and Samuel was laid down to sleep; زیرا به او خبردادم که من بر خانه او تا به ابد داوری خواهم نمودبه‌سبب گناهی که می‌داند، چونکه پسرانش برخود لعنت آوردند و او ایشان را منع ننمود. bible_en_fa That the LORD called Samuel: and he answered, Here am I. بنابراین برای خاندان عیلی قسم خوردم که گناه خاندان عیلی به قربانی و هدیه، تا به ابد کفاره نخواهد شد.» bible_en_fa And he ran unto Eli, and said, Here am I; for thou calledst me. And he said, I called not; lie down again. And he went and lay down. و سموئیل تا صبح خوابید و درهای خانه خداوند را باز کرد، و سموئیل ترسید که عیلی رااز رویا اطلاع دهد. bible_en_fa And the LORD called yet again, Samuel. And Samuel arose and went to Eli, and said, Here am I; for thou didst call me. And he answered, I called not, my son; lie down again. اما عیلی سموئیل راخوانده، گفت: «ای پسرم سموئیل!» او گفت: «لبیک» bible_en_fa Now Samuel did not yet know the LORD, neither was the word of the LORD yet revealed unto him. گفت: «چه سخنی است که به تو گفته است؟ آن را از من مخفی مدار. خدا با تو چنین بلکه زیاده از این عمل نماید، اگر از هر‌آنچه به توگفته است چیزی از من مخفی داری.» bible_en_fa And the LORD called Samuel again the third time. And he arose and went to Eli, and said, Here am I; for thou didst call me. And Eli perceived that the LORD had called the child. پس سموئیل همه‌چیز را برای او بیان کرد و چیزی ازآن مخفی نداشت. و او گفت «خداوند است آنچه در نظر او پسند آید بکند.» bible_en_fa Therefore Eli said unto Samuel, Go, lie down: and it shall be, if he call thee, that thou shalt say, Speak, LORD; for thy servant heareth. So Samuel went and lay down in his place. و سموئیل بزرگ می‌شد و خداوند با وی می‌بود و نمی گذاشت که یکی از سخنانش بر زمین بیفتد. bible_en_fa And the LORD came, and stood, and called as at other times, Samuel, Samuel. Then Samuel answered, Speak; for thy servant heareth. و تمامی اسرائیل از دان تا بئرشبع دانستند که سموئیل برقرار شده است تا نبی خداوند باشد.و خداوند بار دیگر در شیلوه ظاهر شد، زیرا که خداوند در شیلوه خود را برسموئیل به کلام خداوند ظاهر ساخت. bible_en_fa And the LORD said to Samuel, Behold, I will do a thing in Israel, at which both the ears of every one that heareth it shall tingle. و خداوند بار دیگر در شیلوه ظاهر شد، زیرا که خداوند در شیلوه خود را برسموئیل به کلام خداوند ظاهر ساخت. bible_en_fa In that day I will perform against Eli all things which I have spoken concerning his house: when I begin, I will also make an end. و کلام سموئیل به تمامی اسرائیل رسید. واسرائیل به مقابله فلسطینیان در جنگ بیرون آمده، نزد ابن عزر اردو زدند، و فلسطینیان در افیق فرود آمدند. bible_en_fa For I have told him that I will judge his house for ever for the iniquity which he knoweth; because his sons made themselves vile, and he restrained them not. و فلسطینیان در مقابل اسرائیل صف آرایی کردند، و چون جنگ درپیوستند، اسرائیل از حضور فلسطینیان شکست خوردند، و در معرکه به قدر چهار هزار نفر را درمیدان کشتند. bible_en_fa And therefore I have sworn unto the house of Eli, that the iniquity of Eli's house shall not be purged with sacrifice nor offering for ever. و چون قوم به لشکرگاه رسیدند، مشایخ اسرائیل گفتند: «چرا امروز خداوند ما رااز حضور فلسطینیان شکست داد؟ پس تابوت عهد خداوند را از شیلوه نزد خود بیاوریم تا درمیان ما آمده، ما را از دست دشمنان ما نجات دهد.» bible_en_fa And Samuel lay until the morning, and opened the doors of the house of the LORD. And Samuel feared to shew Eli the vision. و قوم به شیلوه فرستاده، تابوت عهد یهوه صبایوت را که در میان کروبیان ساکن است از آنجاآوردند، و دو پسر عیلی حفنی و فینحاس درآنجا با تابوت عهد خدا بودند. bible_en_fa Then Eli called Samuel, and said, Samuel, my son. And he answered, Here am I. و چون تابوت عهد خداوند به لشکرگاه داخل شد، جمیع اسرائیل صدای بلند زدند به حدی که زمین متزلزل شد. bible_en_fa And he said, What is the thing that the LORD hath said unto thee? I pray thee hide it not from me: God do so to thee, and more also, if thou hide any thing from me of all the things that he said unto thee. و چون فلسطینیان آواز صدا را شنیدند، گفتند: «این آواز صدای بلنددر اردوی عبرانیان چیست؟» پس فهمیدند که تابوت خداوند به اردو آمده است. bible_en_fa And Samuel told him every whit, and hid nothing from him. And he said, It is the LORD: let him do what seemeth him good. و فلسطینیان ترسیدند زیرا گفتند: «خدا به اردو آمده است» و گفتند: «وای بر ما، زیرا قبل از این‌چنین چیزی واقع نشده است! bible_en_fa And Samuel grew, and the LORD was with him, and did let none of his words fall to the ground. وای بر ما، کیست که ما را ازدست این خدایان زورآور رهایی دهد، همین خدایانند که مصریان را در بیابان به همه بلایا مبتلاساختند. bible_en_fa And all Israel from Dan even to Beer-sheba knew that Samuel was established to be a prophet of the LORD. ‌ای فلسطینیان خویشتن را تقویت داده، مردان باشید مبادا عبرانیان را بندگی کنید، چنانکه ایشان شما را بندگی نمودند، پس مردان شوید و جنگ کنید.» bible_en_fa And the LORD appeared again in Shiloh: for the LORD revealed himself to Samuel in Shiloh by the word of the LORD. پس فلسطینیان جنگ کردند و اسرائیل شکست خورده، هر یک به خیمه خود فرار کردندو کشتار بسیار عظیمی شد، و از اسرائیل سی هزار پیاده کشته شدند. bible_en_fa And the word of Samuel came to all Israel. Now Israel went out against the Philistines to battle, and pitched beside Eben-ezer: and the Philistines pitched in Aphek. و تابوت خدا گرفته شد، و دو پسر عیلی حفنی و فینحاس کشته شدند. bible_en_fa And the Philistines put themselves in array against Israel: and when they joined battle, Israel was smitten before the Philistines: and they slew of the army in the field about four thousand men. و مردی بنیامینی از لشکر دویده، در همان روز با جامه دریده و خاک بر سر ریخته، به شیلوه آمد. bible_en_fa And when the people were come into the camp, the elders of Israel said, Wherefore hath the LORD smitten us to day before the Philistines? Let us fetch the ark of the covenant of the LORD out of Shiloh unto us, that, when it cometh among us, it may save us out of the hand of our enemies. و چون وارد شد اینک عیلی به کنار راه برکرسی خود مراقب نشسته، زیرا که دلش درباره تابوت خدا مضطرب می‌بود. و چون آن مرد به شهر داخل شده، خبر داد، تمامی شهر نعره زدند. bible_en_fa So the people sent to Shiloh, that they might bring from thence the ark of the covenant of the LORD of hosts, which dwelleth between the cherubims: and the two sons of Eli, Hophni and Phinehas, were there with the ark of the covenant of God. و چون عیلی آواز نعره را شنید، گفت: «این آواز هنگامه چیست؟» پس آن مرد شتافته، عیلی را خبر داد. bible_en_fa And when the ark of the covenant of the LORD came into the camp, all Israel shouted with a great shout, so that the earth rang again. و عیلی نود و هشت ساله بود وچشمانش تار شده، نمی توانست دید. bible_en_fa And when the Philistines heard the noise of the shout, they said, What meaneth the noise of this great shout in the camp of the Hebrews? And they understood that the ark of the LORD was come into the camp. پس آن مرد به عیلی گفت: «منم که از لشکرآمده، و من امروز از لشکر فرار کرده‌ام.» گفت: «ای پسرم کار چگونه گذشت؟» bible_en_fa And the Philistines were afraid, for they said, God is come into the camp. And they said, Woe unto us! for there hath not been such a thing heretofore. و آن خبرآورنده در جواب گفت: «اسرائیل از حضورفلسطینیان فرار کردند، و شکست عظیمی هم درقوم واقع شد، و نیز دو پسرت حفنی و فینحاس مردند و تابوت عهد خدا گرفته شد.» bible_en_fa Woe unto us! who shall deliver us out of the hand of these mighty Gods? these are the Gods that smote the Egyptians with all the plagues in the wilderness. و چون ازتابوت خدا خبر داد، عیلی از کرسی خود به پهلوی دروازه به پشت افتاده، گردنش بشکست وبمرد، زیرا که مردی پیر و سنگین بود و چهل سال بر اسرائیل داوری کرده بود. bible_en_fa Be strong, and quit yourselves like men, O ye Philistines, that ye be not servants unto the Hebrews, as they have been to you: quit yourselves like men, and fight. و عروس او، زن فینحاس که حامله و نزدیک به زاییدن بود، چون خبر‌گرفتن تابوت خدا و مرگ پدر شوهرش وشوهرش را شنید، خم شده، زایید زیرا که درد زه او را بگرفت. bible_en_fa And the Philistines fought, and Israel was smitten, and they fled every man into his tent: and there was a very great slaughter; for there fell of Israel thirty thousand footmen. و در وقت مردنش زنانی که نزدوی ایستاده بودند، گفتند: «مترس زیرا که پسرزاییدی، » اما او جواب نداد و اعتنا ننمود. bible_en_fa And the ark of God was taken; and the two sons of Eli, Hophni and Phinehas, were slain. وپسر را ایخابود نام نهاده، گفت: «جلال از اسرائیل زایل شد»، چونکه تابوت خدا گرفته شده بود و به‌سبب پدر شوهرش و شوهرش.پس گفت: «جلال از اسرائیل زایل شد زیرا که تابوت خداگرفته شده است.» bible_en_fa And there ran a man of Benjamin out of the army, and came to Shiloh the same day with his clothes rent, and with earth upon his head. پس گفت: «جلال از اسرائیل زایل شد زیرا که تابوت خداگرفته شده است.» bible_en_fa And when he came, lo, Eli sat upon a seat by the wayside watching: for his heart trembled for the ark of God. And when the man came into the city, and told it, all the city cried out. و فلسطینیان تابوت خدا را گرفته، آن را ازابن عزر به اشدود آوردند. bible_en_fa And when Eli heard the noise of the crying, he said, What meaneth the noise of this tumult? And the man came in hastily, and told Eli. و فلسطینیان تابوت خدا را گرفته، آن را به خانه داجون درآورده، نزدیک داجون گذاشتند. bible_en_fa Now Eli was ninety and eight years old; and his eyes were dim, that he could not see. و بامدادان چون اشدودیان برخاستند، اینک داجون به حضور تابوت خداوند رو به زمین افتاده بود. وداجون را برداشته، باز در جایش برپا داشتند. bible_en_fa And the man said unto Eli, I am he that came out of the army, and I fled to day out of the army. And he said, What is there done, my son? ودر فردای آن روز چون صبح برخاستند، اینک داجون به حضور تابوت خداوند رو به زمین افتاده، و سر داجون و دو دستش بر آستانه قطع شده، و تن داجون فقط از او باقی‌مانده بود. bible_en_fa And the messenger answered and said, Israel is fled before the Philistines, and there hath been also a great slaughter among the people, and thy two sons also, Hophni and Phinehas, are dead, and the ark of God is taken. ازاین جهت کاهنان داجون و هر‌که داخل خانه داجون می‌شود تا امروز بر آستانه داجون دراشدود پا نمی گذرد. bible_en_fa And it came to pass, when he made mention of the ark of God, that he fell from off the seat backward by the side of the gate, and his neck brake, and he died: for he was an old man, and heavy. And he had judged Israel forty years. و دست خداوند بر اهل اشدود سنگین شده، ایشان را تباه ساخت و ایشان را هم اشدود و هم نواحی آن را به خراجها مبتلا ساخت. bible_en_fa And his daughter in law, Phinehas' wife, was with child, near to be delivered: and when she heard the tidings that the ark of God was taken, and that her father in law and her husband were dead, she bowed herself and travailed; for her pains came upon her. و چون مردان اشدود دیدند که چنین است گفتند تابوت خدای اسرائیل با ما نخواهد ماند، زیرا که دست او بر ما و بر خدای ما، داجون سنگین است. bible_en_fa And about the time of her death the women that stood by her said unto her, Fear not; for thou hast born a son. But she answered not, neither did she regard it. پس فرستاده، جمیع سروران فلسطینیان را نزد خودجمع کرده، گفتند: «با تابوت خدای اسرائیل چه کنیم؟» گفتند: «تابوت خدای اسرائیل به جت منتقل شود.» پس تابوت خدای اسرائیل را به آنجا بردند. bible_en_fa And she named the child I-chabod, saying, The glory is departed from Israel: because the ark of God was taken, and because of her father in law and her husband. و واقع شد بعد از نقل کردن آن که دست خداوند بر آن شهر به اضطراب بسیارعظیمی دراز شده، مردمان شهر را از خرد و بزرگ مبتلا ساخته، خراجها بر ایشان منتفخ شد. bible_en_fa And she said, The glory is departed from Israel: for the ark of God is taken. پس تابوت خدا را به عقرون بردند و به مجرد ورودتابوت خدا به عقرون، اهل عقرون فریاد کرده، گفتند: «تابوت خدای اسرائیل را نزد ما آوردند تاما را و قوم ما را بکشند.» bible_en_fa And the Philistines took the ark of God, and brought it from Eben-ezer unto Ashdod. پس فرستاده، جیمع سروران فلسطینیان را جمع کرده، گفتند: «تابوت خدای اسرائیل را روانه کنید تا به‌جای خودبرگردد و ما را و قوم ما را نکشد زیرا که در تمام شهر هنگامه مهلک بود، و دست خدا در آنجابسیار سنگین شده بود.و آنانی که نمردند به خراجها مبتلا شدند، و فریاد شهر تا به آسمان بالارفت. bible_en_fa When the Philistines took the ark of God, they brought it into the house of Dagon, and set it by Dagon. و آنانی که نمردند به خراجها مبتلا شدند، و فریاد شهر تا به آسمان بالارفت. bible_en_fa And when they of Ashdod arose early on the morrow, behold, Dagon was fallen upon his face to the earth before the ark of the LORD. And they took Dagon, and set him in his place again. و تابوت خداوند در ولایت فلسطینیان هفت ماه ماند. bible_en_fa And when they arose early on the morrow morning, behold, Dagon was fallen upon his face to the ground before the ark of the LORD; and the head of Dagon and both the palms of his hands were cut off upon the threshold; only the stump of Dagon was left to him. و فلسطینیان، کاهنان وفالگیران خود را خوانده، گفتند: «با تابوت خداوند چه کنیم؟ ما را اعلام نمایید که آن را به‌جایش با چه چیز بفرستیم.» bible_en_fa Therefore neither the priests of Dagon, nor any that come into Dagon's house, tread on the threshold of Dagon in Ashdod unto this day. گفتند: «اگر تابوت خدای اسرائیل را بفرستید آن را خالی مفرستید، بلکه قربانی جرم البته برای او بفرستید، آنگاه شفاخواهید یافت، و بر شما معلوم خواهد شد که ازچه سبب دست او از شما برداشته نشده است.» bible_en_fa But the hand of the LORD was heavy upon them of Ashdod, and he destroyed them, and smote them with emerods, even Ashdod and the coasts thereof. ایشان گفتند: «چه قربانی جرم برای اوبفرستیم؟» bible_en_fa And when the men of Ashdod saw that it was so, they said, The ark of the God of Israel shall not abide with us: for his hand is sore upon us, and upon Dagon our god. پس تماثیل خراجهای خود و تماثیل موشهای خود را که زمین را خراب می‌کنند بسازید، وخدای اسرائیل را جلال دهید که شاید دست خود را از شما و از خدایان شما و از زمین شمابردارد. bible_en_fa They sent therefore and gathered all the lords of the Philistines unto them, and said, What shall we do with the ark of the God of Israel? And they answered, Let the ark of the God of Israel be carried about unto Gath. And they carried the ark of the God of Israel about thither. و چرا دل خود را سخت سازید، چنانکه مصریان و فرعون دل خود را سخت ساختند؟ آیابعد از آنکه در میان ایشان کارهای عجیب کرده بود ایشان را رها نکردند که رفتند؟ bible_en_fa And it was so, that, after they had carried it about, the hand of the LORD was against the city with a very great destruction: and he smote the men of the city, both small and great, and they had emerods in their secret parts. پس الان ارابه تازه بسازید و دو گاو شیرده را که یوغ برگردن ایشان نهاده نشده باشد بگیرید، و دو گاو رابه ارابه ببندید و گوساله های آنها را از عقب آنها به خانه برگردانید. bible_en_fa Therefore they sent the ark of God to Ekron. And it came to pass, as the ark of God came to Ekron, that the Ekronites cried out, saying, They have brought about the ark of the God of Israel to us, to slay us and our people. و تابوت خداوند را گرفته، آن رابر ارابه بنهید و اسباب طلا را که به جهت قربانی جرم برای او می‌فرستید در صندوقچه‌ای به پهلوی آن بگذارید، و آن را رها کنید تا برود. bible_en_fa So they sent and gathered together all the lords of the Philistines, and said, Send away the ark of the God of Israel, and let it go again to his own place, that it slay us not, and our people: for there was a deadly destruction throughout all the city; the hand of God was very heavy there. ونظر کنید اگر به راه سرحد خود به سوی بیت شمس برود، بدانید اوست که این بلای عظیم را بر ما وارد گردانیده است، و اگرنه، پس خواهیددانست که دست او ما را لمس نکرده است، بلکه آنچه بر ما واقع شده است، اتفاقی است.» bible_en_fa And the men that died not were smitten with the emerods: and the cry of the city went up to heaven. پس آن مردمان چنین کردند و دو گاوشیرده را گرفته، آنها را به ارابه بستند، وگوساله های آنها را در خانه نگاه داشتند. bible_en_fa And the ark of the LORD was in the country of the Philistines seven months. و تابوت خداوند و صندوقچه را با موشهای طلا وتماثیل خراجهای خود بر ارابه گذاشتند. bible_en_fa And the Philistines called for the priests and the diviners, saying, What shall we do to the ark of the LORD? tell us wherewith we shall send it to his place. وگاوان راه خود را راست گرفته، به راه بیت شمس روانه شدند و به شاهراه رفته، بانگ می‌زدند و به سوی چپ یا راست میل نمی نمودند، و سروران فلسطینیان در عقب آنها تا حد بیت شمس رفتند. bible_en_fa And they said, If ye send away the ark of the God of Israel, send it not empty; but in any wise return him a trespass offering: then ye shall be healed, and it shall be known to you why his hand is not removed from you. و اهل بیت شمس در دره گندم را درومی کردند، و چشمان خود را بلند کرده، تابوت رادیدند و از دیدنش خوشحال شدند. bible_en_fa Then said they, What shall be the trespass offering which we shall return to him? They answered, Five golden emerods, and five golden mice, according to the number of the lords of the Philistines: for one plague was on you all, and on your lords. و ارابه به مزرعه یهوشع بیت شمسی درآمده، در آنجابایستاد و سنگ بزرگی در آنجا بود. پس چوب ارابه را شکسته، گاوان را برای قربانی سوختنی به جهت خداوند گذرانیدند. bible_en_fa Wherefore ye shall make images of your emerods, and images of your mice that mar the land; and ye shall give glory unto the God of Israel: peradventure he will lighten his hand from off you, and from off your gods, and from off your land. و لاویان تابوت خداوند و صندوقچه‌ای را که با آن بود و اسباب طلا داشت، پایین آورده، آنها را بر آن سنگ بزرگ نهادند و مردان بیت شمس در همان روز برای خداوند قربانی های سوختنی گذرانیدند و ذبایح ذبح نمودند. bible_en_fa Wherefore then do ye harden your hearts, as the Egyptians and Pharoah hardened their hearts? when he had wrought wonderfully among them, did they not let the people go, and they departed? و چون آن پنج سرور فلسطینیان این را دیدند، در همان روز به عقرون برگشتند. bible_en_fa Now therefore make a new cart, and take two milch kine, on which there hath come no yoke, and tie the kine to the cart, and bring their calves home from them: و این است خراجهای طلایی که فلسطینیان به جهت قربانی جرم نزد خداوند فرستادند: برای اشدود یک، و برای غزه یک، و برای اشقلون یک، و برای جت یک، و برای عقرون یک. bible_en_fa And take the ark of the LORD, and lay it upon the cart; and put the jewels of gold, which ye return him for a trespass offering, in a coffer by the side thereof; and send it away, that it may go. وموشهای طلا بر‌حسب شماره جمیع شهرهای فلسطینیان که از املاک آن پنج سرور بود، چه ازشهرهای حصاردار و چه از دهات بیرون تا آن سنگ بزرگی که تابوت خداوند را بر آن گذاشتندکه تا امروز در مزرعه یهوشع بیت شمسی باقی است. bible_en_fa And see, if it goeth up by the way of his own coast to Beth-shemesh, then he hath done us this great evil: but if not, then we shall know that is not his hand that smote us; it was a chance that happened to us. و مردمان بیت شمس را زد، زیرا که به تابوت خداوند نگریستند، پس پنجاه هزار وهفتاد نفر از قوم را زد و قوم ماتم گرفتند، چونکه خداوند خلق را به بلای عظیم مبتلا ساخته بود. bible_en_fa And the men did so; and took two milch kine, and tied them to the cart, and shut up their calves at home: و مردمان بیت شمس گفتند: «کیست که به حضور این خدای قدوس یعنی یهوه می‌تواندبایستد و از ما نزد که خواهد رفت؟»پس رسولان نزد ساکنان قریه یعاریم فرستاده، گفتند: «فلسطینیان تابوت خداوند را پس فرستاده‌اند، بیایید و آن را نزد خود ببرید.» bible_en_fa And they laid the ark of the LORD upon the cart, and the coffer with the mice of gold and the images of their emerods. پس رسولان نزد ساکنان قریه یعاریم فرستاده، گفتند: «فلسطینیان تابوت خداوند را پس فرستاده‌اند، بیایید و آن را نزد خود ببرید.» bible_en_fa And the kine took the straight way to the way of Beth-shemesh, and went along the highway, lowing as they went, and turned not aside to the right hand or to the left; and the lords of the Philistines went after them unto the border of Beth-shemesh. خداوند را آوردند، و آن را به خانه ابیناداب در جبعه داخل کرده، پسرش العازار راتقدیس نمودند تا تابوت خداوند را نگاهبانی کند. bible_en_fa And they of Beth-shemesh were reaping their wheat harvest in the valley: and they lifted up their eyes, and saw the ark, and rejoiced to see it. و از روزی که تابوت در قریه یعاریم ساکن شد، وقت طول کشید تا بیست سال گذشت، و بعداز آن خاندان اسرائیل برای پیروی خداوند جمع شدند. bible_en_fa And the cart came into the field of Joshua, a Beth-shemite, and stood there, where there was a great stone: and they clave the wood of the cart, and offered the kine a burnt offering unto the LORD. و سموئیل تمامی خاندان اسرائیل را خطاب کرده، گفت: «اگر به تمامی دل به سوی خداوندبازگشت نمایید، و خدایان غیر و عشتاروت را ازمیان خود دور کنید، و دلهای خود را برای خداوند حاضر ساخته، او را تنها عبادت نمایید، پس او، شما را از دست فلسطینیان خواهدرهانید.» bible_en_fa And the Levites took down the ark of the LORD, and the coffer that was with it, wherein the jewels of gold were, and put them on the great stone: and the men of Beth-shemesh offered burnt offerings and sacrificed sacrifices the same day unto the LORD. آنگاه بنی‌اسرائیل بعلیم و عشتاروت رادور کرده، خداوند را تنها عبادت نمودند. bible_en_fa And when the five lords of the Philistines had seen it, they returned to Ekron the same day. و سموئیل گفت: «تمامی اسرائیل را درمصفه جمع کنید تا درباره شما نزد خداوند دعانمایم.» bible_en_fa And these are the golden emerods which the Philistines returned for a trespass offering unto the LORD; for Ashdod one, for Gaza one, for Askelon one, for Gath one, for Ekron one; و در مصفه جمع شدند و آب کشیده، آن را به حضور خداوند ریختند، و آن روز راروزه داشته، در آنجا گفتند که بر خداوند گناه کرده‌ایم، و سموئیل بنی‌اسرائیل را در مصفه داوری نمود. bible_en_fa And the golden mice, according to the number of all the cities of the Philistines belonging to the five lords, both of fenced cities, and of country villages, even unto the great stone of Abel, whereon they set down the ark of the LORD: which stone remaineth unto this day in the field of Joshua, the Beth-shemite. و چون فلسطینیان شنیدند که بنی‌اسرائیل درمصفه جمع شده‌اند، سروران فلسطینیان براسرائیل برآمدند، و بنی‌اسرائیل چون این راشنیدند، از فلسطینیان ترسیدند. bible_en_fa And he smote the men of Beth-shemesh, because they had looked into the ark of the LORD, even he smote of the people fifty thousand and threescore and ten men: and the people lamented, because the LORD had smitten many of the people with a great slaughter. و بنی‌اسرائیل به سموئیل گفتند: «از تضرع نمودن برای ما نزدیهوه خدای ما ساکت مباش تا ما را از دست فلسطینیان برهاند.» bible_en_fa And the men of Beth-shemesh said, Who is able to stand before this holy LORD God? and to whom shall he go up from us? و سموئیل بره شیرخواره گرفته، آن را به جهت قربانی سوختنی تمام برای خداوند گذرانید، و سموئیل درباره اسرائیل نزدخداوند تضرع نموده، خداوند او را اجابت نمود. bible_en_fa And they sent messengers to the inhabitants of Kirjath-jearim, saying, The Philistines have brought again the ark of the LORD; come ye down, and fetch it up to you. و چون سموئیل قربانی سوختنی رامی گذرانید، فلسطینیان برای مقاتله اسرائیل نزدیک آمدند، و در آن روز خداوند به صدای عظیم بر فلسطینیان رعد کرده، ایشان را منهزم ساخت، و از حضور اسرائیل شکست یافتند. bible_en_fa And the men of Kirjath-jearim came, and fetched up the ark of the LORD, and brought it into the house of Abinadab in the hill, and sanctified Eleazar his son to keep the ark of the LORD. ومردان اسرائیل از مصفه بیرون آمدند و فلسطینیان را تعاقب نموده، ایشان را تا زیر بیت کار شکست دادند. bible_en_fa And it came to pass, while the ark abode in Kirjath-jearim, that the time was long; for it was twenty years: and all the house of Israel lamented after the LORD. و سموئیل سنگی گرفته، آن را میان مصفه وسن برپا داشت و آن را ابن عزر نامیده، گفت: «تابحال خداوند ما را اعانت نموده است.» bible_en_fa And Samuel spake unto all the house of Israel, saying, If ye do return unto the LORD with all your hearts, then put away the strange gods and Ashtaroth from among you, and prepare your hearts unto the LORD, and serve him only: and he will deliver you out of the hand of the Philistines. پس فلسطینیان مغلوب شدند، و دیگر به حدوداسرائیل داخل نشدند، و دست خداوند در تمامی روزهای سموئیل بر فلسطینیان سخت بود. bible_en_fa Then the children of Israel did put away Baalim and Ashtaroth, and served the LORD only. وشهرهایی که فلسطینیان از اسرائیل گرفته بودند، از عقرون تا جت، به اسرائیل پس دادند، و اسرائیل حدود آنها را از دست فلسطینیان رهانیدند، و در میان اسرائیل و اموریان صلح شد. bible_en_fa And Samuel said, Gather all Israel to Mizpeh, and I will pray for you unto the LORD. و سموئیل در تمام روزهای عمر خود براسرائیل داوری می‌نمود. bible_en_fa And they gathered together to Mizpeh, and drew water, and poured it out before the LORD, and fasted on that day, and said there, We have sinned against the LORD. And Samuel judged the children of Israel in Mizpeh. و هر سال رفته، به بیت ئیل و جلجال و مصفه گردش می‌کردند، و درتمامی این‌جاها بر اسرائیل داوری می‌نمود.وبه رامه بر می‌گشت زیرا خانه‌اش در آنجا بود و درآنجا بر اسرائیل داوری می‌نمود، و مذبحی درآنجا برای خداوند بنا کرد. bible_en_fa And when the Philistines heard that the children of Israel were gathered together to Mizpeh, the lords of the Philistines went up against Israel. And when the children of Israel heard it, they were afraid of the Philistines. وبه رامه بر می‌گشت زیرا خانه‌اش در آنجا بود و درآنجا بر اسرائیل داوری می‌نمود، و مذبحی درآنجا برای خداوند بنا کرد. bible_en_fa And the children of Israel said to Samuel, Cease not to cry unto the LORD our God for us, that he will save us out of the hand of the Philistines. و واقع شد که چون سموئیل پیر شد، پسران خود را بر اسرائیل داوران ساخت. bible_en_fa And Samuel took a sucking lamb, and offered it for a burnt offering wholly unto the LORD: and Samuel cried unto the LORD for Israel; and the LORD heard him. و نام پسر نخست زاده‌اش یوئیل بود و نام دومینش ابیاه؛ و در بئرشبع داور بودند. bible_en_fa And as Samuel was offering up the burnt offering, the Philistines drew near to battle against Israel: but the LORD thundered with a great thunder on that day upon the Philistines, and discomfited them; and they were smitten before Israel. اماپسرانش به راه او رفتار نمی نمودند بلکه در‌پی سود رفته، رشوه می‌گرفتند و داوری را منحرف می‌ساختند. bible_en_fa And the men of Israel went out of Mizpeh, and pursued the Philistines, and smote them, until they came under Beth-car. پس جمیع مشایخ اسرائیل جمع شده، نزدسموئیل به رامه آمدند. bible_en_fa Then Samuel took a stone, and set it between Mizpeh and Shen, and called the name of it Eben-ezer, saying, Hitherto hath the LORD helped us. و او را گفتند: «اینک توپیر شده‌ای و پسرانت به راه تو رفتار نمی نمایند، پس الان برای ما پادشاهی نصب نما تا مثل سایرامتها بر ما حکومت نماید.» bible_en_fa So the Philistines were subdued, and they came no more into the coast of Israel: and the hand of the LORD was against the Philistines all the days of Samuel. و این امر در نظرسموئیل ناپسند آمد، چونکه گفتند: «ما راپادشاهی بده تا بر ما حکومت نماید.» و سموئیل نزد خداوند دعا کرد. bible_en_fa And the cities which the Philistines had taken from Israel were restored to Israel, from Ekron even unto Gath; and the coasts thereof did Israel deliver out of the hands of the Philistines. And there was peace between Israel and the Amorites. و خداوند به سموئیل گفت: «آواز قوم را در هر‌چه به تو گفتند بشنو، زیرا که تو را ترک نکردند بلکه مرا ترک کردند تا برایشان پادشاهی ننمایم. bible_en_fa And Samuel judged Israel all the days of his life. بر‌حسب همه اعمالی که از روزی که ایشان را از مصر بیرون آوردم، بجا آوردند و مرا ترک نموده، خدایان غیر را عبادت نمودند پس با تو نیز همچنین رفتار می‌نمایند. bible_en_fa And he went from year to year in circuit to Bethel, and Gilgal, and Mizpeh, and judged Israel in all those places. پس الان آواز ایشان را بشنو لکن بر ایشان به تاکید شهادت بده، و ایشان را از رسم پادشاهی که بر ایشان حکومت خواهد نمود، مطلع ساز.» bible_en_fa And his return was to Ramah; for there was his house; and there he judged Israel; and there he built an altar unto the LORD. و سموئیل تمامی سخنان خداوند را به قوم که از او پادشاه خواسته بودند، بیان کرد. bible_en_fa And it came to pass, when Samuel was old, that he made his sons judges over Israel. وگفت: «رسم پادشاهی که بر شما حکم خواهدنمود این است که پسران شما را گرفته، ایشان را برارابه‌ها و سواران خود خواهد گماشت و پیش ارابه هایش خواهند دوید. bible_en_fa Now the name of his firstborn was Joel; and the name of his second, Abiah: they were judges in Beer-sheba. و ایشان را سرداران هزاره و سرداران پنجاهه برای خودخواهدساخت، و بعضی را برای شیار کردن زمینش و درویدن محصولش و ساختن آلات جنگش و اسباب ارابه هایش تعیین خواهد نمود. bible_en_fa And his sons walked not in his ways, but turned aside after lucre, and took bribes, and perverted judgment. و دختران شما را برای عطرکشی و طباخی وخبازی خواهد گرفت. bible_en_fa Then all the elders of Israel gathered themselves together, and came to Samuel unto Ramah, و بهترین مزرعه‌ها وتاکستانها و باغات زیتون شما را گرفته، به خادمان خود خواهد داد. bible_en_fa And said unto him, Behold, thou art old, and thy sons walk not in thy ways: now make us a king to judge us like all the nations. و عشر زراعات وتاکستانهای شما را گرفته، به خواجه‌سرایان وخادمان خود خواهد داد. bible_en_fa But the thing displeased Samuel, when they said, Give us a king to judge us. And Samuel prayed unto the LORD. و غلامان و کنیزان ونیکوترین جوانان شما را و الاغهای شما را گرفته، برای کار خود خواهد گماشت. bible_en_fa And the LORD said unto Samuel, Hearken unto the voice of the people in all that they say unto thee: for they have not rejected thee, but they have rejected me, that I should not reign over them. و عشرگله های شما را خواهد گرفت و شما غلام اوخواهید بود. bible_en_fa According to all the works which they have done since the day that I brought them up out of Egypt even unto this day, wherewith they have forsaken me, and served other gods, so do they also unto thee. و در آن روز از دست پادشاه خودکه برای خویشتن برگزیده‌اید فریاد خواهید کرد وخداوند در آن روز شما را اجابت نخواهد نمود.» bible_en_fa Now therefore hearken unto their voice: howbeit yet protest solemnly unto them, and shew them the manner of the king that shall reign over them. اما قوم از شنیدن قول سموئیل ابا نمودند وگفتند: «نی بلکه می‌باید بر ما پادشاهی باشد. bible_en_fa And Samuel told all the words of the LORD unto the people that asked of him a king. تاما نیز مثل سایر امتها باشیم و پادشاه ما بر ماداوری کند، و پیش روی ما بیرون رفته، درجنگهای ما برای ما بجنگد.»و سموئیل تمامی سخنان قوم را شنیده، آنها را به سمع خداوند رسانید. و خداوند به سموئیل گفت: «آواز ایشان را بشنو و پادشاهی بر ایشان نصب نما.» پس سموئیل به مردمان اسرائیل گفت: «شماهرکس به شهر خود بروید.» bible_en_fa And he said, This will be the manner of the king that shall reign over you: He will take your sons, and appoint them for himself, for his chariots, and to be his horsemen; and some shall run before his chariots. و سموئیل تمامی سخنان قوم را شنیده، آنها را به سمع خداوند رسانید. و خداوند به سموئیل گفت: «آواز ایشان را بشنو و پادشاهی بر ایشان نصب نما.» پس سموئیل به مردمان اسرائیل گفت: «شماهرکس به شهر خود بروید.» bible_en_fa And he will appoint him captains over thousands, and captains over fifties; and will set them to ear his ground, and to reap his harvest, and to make his instruments of war, and instruments of his chariots. و مردی بود از بنیامین که اسمش قیس بن ابیئیل بن صرور بن بکورت بن افیح بود، و اوپسر مرد بنیامینی و مردی زورآور مقتدر بود. bible_en_fa And he will take your daughters to be confectionaries, and to be cooks, and to be bakers. واو را پسری شاول نام، جوانی خوش اندام بود که در میان بنی‌اسرائیل کسی از او خوش اندام تر نبودکه از کتفش تا به بالا از تمامی قوم بلندتر بود. bible_en_fa And he will take your fields, and your vineyards, and your oliveyards, even the best of them, and give them to his servants. و الاغهای قیس پدر شاول گم شد. پس قیس به پسر خود شاول گفت: «الان یکی از جوانان خود را با خود گرفته، برخیز و رفته، الاغها راجستجو نما.» bible_en_fa And he will take the tenth of your seed, and of your vineyards, and give to his officers, and to his servants. پس از کوهستان افرایم گذشته، واز زمین شلیشه عبور نموده، آنها را نیافتند. و اززمین شعلیم گذشتند و نبود و از زمین بنیامین گذشته، آنها را نیافتند. bible_en_fa And he will take your menservants, and your maidservants, and your goodliest young men, and your asses, and put them to his work. و چون به زمین صوف رسیدند، شاول به خادمی که همراهش بود، گفت: «بیا برگردیم مباداپدرم از فکر الاغها گذشته، به فکر ما افتد.» bible_en_fa He will take the tenth of your sheep: and ye shall be his servants. او درجواب وی گفت: «اینک مرد خدایی در این شهراست و او مردی مکرم است و هر‌چه می‌گویدالبته واقع می‌شود. الان آنجا برویم؛ شاید از راهی که باید برویم ما را اطلاع بدهد.» bible_en_fa And ye shall cry out in that day because of your king which ye shall have chosen you; and the LORD will not hear you in that day. شاول به خادمش گفت: «اینک اگر برویم چه چیز برای آن مرد ببریم، زیرا نان از ظروف ما تمام شده، وهدیه‌ای نیست که به آن مرد خدا بدهیم. پس چه چیز داریم.» bible_en_fa Nevertheless the people refused to obey the voice of Samuel; and they said, Nay; but we will have a king over us; و آن خادم باز در جواب شاول گفت که «اینک در دستم ربع مثقال نقره است. آن را به مرد خدا می‌دهم تا راه ما را به ما نشان دهد.» bible_en_fa That we also may be like all the nations; and that our king may judge us, and go out before us, and fight our battles. در زمان سابق چون کسی در اسرائیل برای درخواست کردن از خدا می‌رفت، چنین می‌گفت: «بیایید تا نزد رائی برویم.» زیرا نبی امروز را سابق رائی می‌گفتند. bible_en_fa And Samuel heard all the words of the people, and he rehearsed them in the ears of the LORD. و شاول به خادم خود گفت: «سخن تو نیکوست. بیا برویم.» پس به شهری که مرد خدا در آن بود، رفتند. bible_en_fa And the LORD said to Samuel, Hearken unto their voice, and make them a king. And Samuel said unto the men of Israel, Go ye every man unto his city. و چون ایشان به فراز شهر بالا می‌رفتند، دختران چند یافتند که برای آب کشیدن بیرون می‌آمدند و به ایشان گفتند: «آیا رائی دراینجاست؟» bible_en_fa Now there was a man of Benjamin, whose name was Kish, the son of Abiel, the son of Zeror, the son of Bechorath, the son of Aphiah, a Benjamite, a mighty man of power. در جواب ایشان گفتند: «بلی اینک پیش روی شماست. حال بشتابید زیراامروز به شهر آمده است چونکه امروز قوم را درمکان بلند قربانی هست. bible_en_fa And he had a son, whose name was Saul, a choice young man, and a goodly: and there was not among the children of Israel a goodlier person than he: from his shoulders and upward he was higher than any of the people. به مجرد ورود شما به شهر، قبل از آنکه به مکان بلند برای خوردن بیایید، به او خواهید برخورد زیرا که تا او نیایدقوم غذا نخواهند خورد، چونکه او می‌باید اول قربانی را برکت دهد و بعد از آن دعوت‌شدگان بخورند. پس اینک بروید زیرا که الان او راخواهید یافت.» bible_en_fa And the asses of Kish Saul's father were lost. And Kish said to Saul his son, Take now one of the servants with thee, and arise, go seek the asses. پس به شهر رفتند و چون داخل شهر می‌شدند، اینک سموئیل به مقابل ایشان بیرون آمد تا به مکان بلند برود. bible_en_fa And he passed through mount Ephraim, and passed through the land of Shalisha, but they found them not: then they passed through the land of Shalim, and there they were not: and he passed through the land of the Benjamites, but they found them not. و یک روز قبل از آمدن شاول خداوند برسموئیل کشف نموده، گفت: bible_en_fa And when they were come to the land of Zuph, Saul said to his servant that was with him, Come, and let us return; lest my father leave caring for the asses, and take thought for us. «فردا مثل این وقت شخصی را از زمین بنیامین نزد تو می‌فرستم، او را مسح نما تا بر قوم من اسرائیل رئیس باشد، وقوم مرا از دست فلسطینیان رهایی دهد. زیرا که برقوم خود نظر کردم چونکه تضرع ایشان نزد من رسید.» bible_en_fa And he said unto him, Behold now, there is in this city a man of God, and he is an honourable man; all that he saith cometh surely to pass: now let us go thither; peradventure he can shew us our way that we should go. و چون سموئیل شاول را دید، خداوند او را گفت: «اینک این است شخصی که درباره‌اش به تو گفتم که بر قوم من حکومت خواهد نمود.» bible_en_fa Then said Saul to his servant, But, behold, if we go, what shall we bring the man? for the bread is spent in our vessels, and there is not a present to bring to the man of God: what have we? و شاول در میان دروازه به سموئیل نزدیک آمده، گفت: «مرا بگو که خانه رائی کجاست؟» bible_en_fa And the servant answered Saul again, and said, Behold, I have here at hand the fourth part of a shekel of silver: that will I give to the man of God, to tell us our way. سموئیل در جواب شاول گفت: «من رائی هستم. پیش من به مکان بلند برو زیرا که شماامروز با من خواهید خورد، و بامدادان تو را رهاکرده، هرچه در دل خود داری برای تو بیان خواهم کرد. bible_en_fa (Beforetime in Israel, when a man went to inquire of God, thus he spake, Come, and let us go to the seer: for he that is now called a Prophet was beforetime called a Seer.) و اما الاغهایت که سه روز قبل ازاین گم شده است، درباره آنها فکر مکن زیرا پیداشده است، و آرزوی تمامی اسرائیل بر کیست؟ آیا بر تو و بر تمامی خاندان پدر تو نیست؟» bible_en_fa Then said Saul to his servant, Well said; come, let us go. So they went unto the city where the man of God was. شاول در جواب گفت: «آیا من بنیامینی و ازکوچک ترین اسباط بنی‌اسرائیل نیستم؟ و آیاقبیله من از جمیع قبایل سبط بنیامین کوچکترنیست؟ پس چرا مثل این سخنان به من می‌گویی؟» bible_en_fa And as they went up the hill to the city, they found young maidens going out to draw water, and said unto them, Is the seer here? و سموئیل شاول و خادمش را گرفته، ایشان را به مهمانخانه آورد و بر صدردعوت‌شدگان که قریب به سی نفر بودند، جا داد. bible_en_fa And they answered them, and said, He is; behold, he is before you: make haste now, for he came to day to the city; for there is a sacrifice of the people to day in the high place: و سموئیل به طباخ گفت: «قسمتی را که به تودادم و درباره‌اش به تو گفتم که پیش خودنگاهدار، بیاور.» bible_en_fa As soon as ye be come into the city, ye shall straightway find him, before he go up to the high place to eat: for the people will not eat until he come, because he doth bless the sacrifice; and afterwards they eat that be bidden. Now therefore get you up; for about this time ye shall find him. پس طباخ ران را با هرچه برآن بود، گرفته، پیش شاول گذاشت و سموئیل گفت: «اینک آنچه نگاهداشته شده است، پیش خود بگذار و بخور زیرا که تا زمان معین برای تونگاه داشته شده است، از وقتی که گفتم از قوم وعده بخواهم.» bible_en_fa And they went up into the city: and when they were come into the city, behold, Samuel came out against them, for to go up to the high place. وچون ایشان از مکان بلند به شهر آمدند، او با شاول بر پشت بام گفتگو کرد. bible_en_fa Now the LORD had told Samuel in his ear a day before Saul came, saying, و صبح زود برخاستندو نزد طلوع فجر سموئیل شاول را بر پشت بام خوانده، گفت: «برخیز تا تو را روانه نمایم.» پس شاول برخاست و هر دوی ایشان، او و سموئیل بیرون رفتند.و چون ایشان به کنار شهر رسیدند، سموئیل به شاول گفت: «خادم را بگو که پیش مابرود. (و او پیش رفت ) و اما تو الان بایست تا کلام خدا را به تو بشنوانم.» bible_en_fa To morrow about this time I will send thee a man out of the land of Benjamin, and thou shalt anoint him to be captain over my people Israel, that he may save my people out of the hand of the Philistines: for I have looked upon my people, because their cry is come unto me. و چون ایشان به کنار شهر رسیدند، سموئیل به شاول گفت: «خادم را بگو که پیش مابرود. (و او پیش رفت ) و اما تو الان بایست تا کلام خدا را به تو بشنوانم.» bible_en_fa And when Samuel saw Saul, the LORD said unto him, Behold the man whom I spake to thee of! this same shall reign over my people. پس سموئیل ظرف روغن را گرفته، برسر وی ریخت و او را بوسیده، گفت: «آیا این نیست که خداوند تو را مسح کرد تا برمیراث او حاکم شوی؟ bible_en_fa Then Saul drew near to Samuel in the gate, and said, Tell me, I pray thee, where the seer's house is. امروز بعد از رفتنت ازنزد من دو مرد، نزد قبر راحیل به‌سرحد بنیامین درصلصح خواهی یافت، و تو را خواهند گفت: الاغهایی که برای جستن آنها رفته بودی، پیداشده است و اینک پدرت فکر الاغها را ترک کرده، به فکر شما افتاده است، و می‌گوید به جهت پسرم چکنم. bible_en_fa And Samuel answered Saul, and said, I am the seer: go up before me unto the high place; for ye shall eat with me to day, and to morrow I will let thee go, and will tell thee all that is in thine heart. چون از آنجا پیش رفتی و نزد بلوط تابوررسیدی در آنجا سه مرد خواهی یافت که به حضور خدا به بیت ئیل می‌روند که یکی از آنها سه بزغاله دارد، و دیگری سه قرص نان، و سومی یک مشگ شراب. bible_en_fa And as for thine asses that were lost three days ago, set not thy mind on them; for they are found. And on whom is all the desire of Israel? Is it not on thee, and on all thy father's house? و سلامتی تو را خواهند پرسید ودو نان به تو خواهندداد که از دست ایشان خواهی گرفت. bible_en_fa And Saul answered and said, Am not I a Benjamite, of the smallest of the tribes of Israel? and my family the least of all the families of the tribe of Benjamin? wherefore then speakest thou so to me? بعد از آن به جبعه خدا که در آنجا قراول فلسطینیان است خواهی آمد، و چون در آنجانزدیک شهر برسی گروهی از انبیا که از مکان بلندبه زیر می‌آیند و در‌پیش ایشان چنگ و دف و نای و بربط بوده، نبوت می‌کنند، به تو خواهندبرخورد. bible_en_fa And Samuel took Saul and his servant, and brought them into the parlour, and made them sit in the chiefest place among them that were bidden, which were about thirty persons. و روح خداوند بر تو مستولی شده، باایشان نبوت خواهی نمود، و به مرد دیگر متبدل خواهی شد. bible_en_fa And Samuel said unto the cook, Bring the portion which I gave thee, of which I said unto thee, Set it by thee. و هنگامی که این علامات به تورونماید، هرچه دستت یابد بکن زیرا خدا باتوست. bible_en_fa And the cook took up the shoulder, and that which was upon it, and set it before Saul. And Samuel said, Behold that which is left! set it before thee, and eat: for unto this time hath it been kept for thee since I said, I have invited the people. So Saul did eat with Samuel that day. و پیش من به جلجال برو و اینک من برای گذرانیدن قربانی های سوختنی و ذبح نمودن ذبایح سلامتی نزد تو می‌آیم، و هفت روز منتظرباش تا نزد تو بیایم و تو را اعلام نمایم که چه بایدکرد.» bible_en_fa And when they were come down from the high place into the city, Samuel communed with Saul upon the top of the house. و چون رو گردانید تا از نزد سموئیل برود، خدا او را قلب دیگر داد. و در آن روز جمیع این علامات واقع شد. bible_en_fa And they arose early: and it came to pass about the spring of the day, that Samuel called Saul to the top of the house, saying, Up, that I may send thee away. And Saul arose, and they went out both of them, he and Samuel, abroad. و چون آنجا به جبعه رسیدند، اینک گروهی از انبیا به وی برخوردند، وروح خدا بر او مستولی شده، در میان ایشان نبوت می‌کرد. bible_en_fa And as they were going down to the end of the city, Samuel said to Saul, Bid the servant pass on before us, (and he passed on,) but stand thou still a while, that I may shew thee the word of God. و چون همه کسانی که او را پیشترمی شناختند، دیدند که اینک با انبیا نبوت می‌کند، مردم به یکدیگر گفتند: «این چیست که با پسرقیس واقع شده است، آیا شاول نیز از‌جمله انبیااست؟» bible_en_fa Then Samuel took a vial of oil, and poured it upon his head, and kissed him, and said, Is it not because the LORD hath anointed thee to be captain over his inheritance? و یکی از حاضرین در جواب گفت: «اما پدر ایشان کیست؟» از این جهت مثل شد که آیا شاول نیز از‌جمله انبیا است. bible_en_fa When thou art departed from me to day, then thou shalt find two men by Rachel's sepulchre in the border of Benjamin at Zelzah; and they will say unto thee, The asses which thou wentest to seek are found: and, lo, thy father hath left the care of the asses, and sorroweth for you, saying, What shall I do for my son? و چون ازنبوت کردن فارغ شد به مکان بلند آمد. bible_en_fa Then shalt thou go on forward from thence, and thou shalt come to the plain of Tabor, and there shall meet thee three men going up to God to Bethel, one carrying three kids, and another carrying three loaves of bread, and another carrying a bottle of wine: و عموی شاول به او و به خادمش گفت: «کجا رفته بودید؟» او در جواب گفت: «برای جستن الاغها و چون دیدیم که نیستند، نزدسموئیل رفتیم.» bible_en_fa And they will salute thee, and give thee two loaves of bread; which thou shalt receive of their hands. عموی شاول گفت: «مرا بگوکه سموئیل به شما چه گفت؟» bible_en_fa After that thou shalt come to the hill of God, where is the garrison of the Philistines: and it shall come to pass, when thou art come thither to the city, that thou shalt meet a company of prophets coming down from the high place with a psaltery, and a tabret, and a pipe, and a harp, before them; and they shall prophesy: شاول به عموی خود گفت: «ما را واضح خبر داد که الاغها پیداشده است.» لیکن درباره امر سلطنت که سموئیل به او گفته بود، او را مخبر نساخت. bible_en_fa And the Spirit of the LORD will come upon thee, and thou shalt prophesy with them, and shalt be turned into another man. و سموئیل قوم را در مصفه به حضورخداوند خواند bible_en_fa And let it be, when these signs are come unto thee, that thou do as occasion serve thee; for God is with thee. و به بنی‌اسرائیل گفت: «یهوه، خدای اسرائیل، چنین می‌گوید: من اسرائیل را ازمصر برآوردم، و شما از دست مصریان و از دست جمیع ممالکی که بر شما ظلم نمودند، رهایی دادم. bible_en_fa And thou shalt go down before me to Gilgal; and, behold, I will come down unto thee, to offer burnt offerings, and to sacrifice sacrifices of peace offerings: seven days shalt thou tarry, till I come to thee, and shew thee what thou shalt do. و شما امروز خدای خود را که شما را ازتمامی بدیها و مصیبت های شما رهانید، اهانت کرده، او را گفتید: پادشاهی بر ما نصب نما، پس الان با اسباط و هزاره های خود به حضور خداوندحاضر شوید.» bible_en_fa And it was so, that when he had turned his back to go from Samuel, God gave him another heart: and all those signs came to pass that day. و چون سموئیل جمیع اسباط اسرائیل راحاضر کرد، سبط بنیامین گرفته شد. bible_en_fa And when they came thither to the hill, behold, a company of prophets met him; and the Spirit of God came upon him, and he prophesied among them. و سبطبنیامین را با قبایل ایشان نزدیک آورد، و قبیله مطری گرفته شد. و شاول پسر قیس گرفته شد، وچون او را طلبیدند، نیافتند. bible_en_fa And it came to pass, when all that knew him beforetime saw that, behold, he prophesied among the prophets, then the people said one to another, What is this that is come unto the son of Kish? Is Saul also among the prophets? پس بار دیگر ازخداوند سوال کردند که آیا آن مرد به اینجا دیگرخواهد آمد؟ خداوند در جواب گفت: «اینک اوخود را در میان اسبابها پنهان کرده است.» bible_en_fa And one of the same place answered and said, But who is their father? Therefore it became a proverb, Is Saul also among the prophets? ودویده، او را از آنجا آوردند، و چون در میان قوم بایستاد، از تمامی قوم از کتف به بالا بلندتر بود. bible_en_fa And when he had made an end of prophesying, he came to the high place. و سموئیل به تمامی قوم گفت: «آیا شخصی راکه خداوند برگزیده است ملاحظه نمودید که درتمامی قوم مثل او کسی نیست؟» و تمامی قوم صدا زده، گفتند: «پادشاه زنده بماند!» bible_en_fa And Saul's uncle said unto him and to his servant, Whither went ye? And he said, To seek the asses: and when we saw that they were no where, we came to Samuel. پس سموئیل رسوم سلطنت را به قوم بیان کرده، در کتاب نوشت، و آن را به حضور خداوندگذاشت. و سموئیل هرکس از تمامی قوم را به خانه‌اش روانه نمود. bible_en_fa And Saul's uncle said, Tell me, I pray thee, what Samuel said unto you. و شاول نیز به خانه خودبه جبعه رفت و فوجی از کسانی که خدا دل ایشان را برانگیخت همراه وی رفتند.اما بعضی پسران بلیعال گفتند: «این شخص چگونه ما رابرهاند؟» و او را حقیر شمرده، هدیه برایش نیاوردند. اما او هیچ نگفت. bible_en_fa And Saul said unto his uncle, He told us plainly that the asses were found. But of the matter of the kingdom, whereof Samuel spake, he told him not. اما بعضی پسران بلیعال گفتند: «این شخص چگونه ما رابرهاند؟» و او را حقیر شمرده، هدیه برایش نیاوردند. اما او هیچ نگفت. bible_en_fa And Samuel called the people together unto the LORD to Mizpeh; و ناحاش عمونی برآمده، در برابر یابیش جلعاد اردو زد، و جمیع اهل یابیش به ناحاش گفتند: «با ما عهد ببند و تو را بندگی خواهیم نمود.» bible_en_fa And said unto the children of Israel, Thus saith the LORD God of Israel, I brought up Israel out of Egypt, and delivered you out of the hand of the Egyptians, and out of the hand of all kingdoms, and of them that oppressed you: ناحاش عمونی به ایشان گفت: «به این شرط با شما عهد خواهم بست که چشمان راست جمیع شما کنده شود، و این را بر تمامی اسرائیل عار خواهم ساخت.» bible_en_fa And ye have this day rejected your God, who himself saved you out of all your adversities and your tribulations; and ye have said unto him, Nay, but set a king over us. Now therefore present yourselves before the LORD by your tribes, and by your thousands. و مشایخ یابیش به وی گفتند: «ما را هفت روز مهلت بده تا رسولان به تمامی حدود اسرائیل بفرستیم، و اگر برای مارهاننده‌ای نباشد نزد تو بیرون خواهیم آمد.» bible_en_fa And when Samuel had caused all the tribes of Israel to come near, the tribe of Benjamin was taken. پس رسولان به جبعه شاول آمده، این سخنان رابه گوش قوم رسانیدند، و تمامی قوم آواز خود رابلند کرده، گریستند. bible_en_fa When he had caused the tribe of Benjamin to come near by their families, the family of Matri was taken, and Saul the son of Kish was taken: and when they sought him, he could not be found. و اینک شاول در عقب گاوان از صحرامی آمد، و شاول گفت: «قوم را چه شده است که می‌گریند؟» پس سخنان مردان یابیش را به او بازگفتند. bible_en_fa Therefore they inquired of the LORD further, if the man should yet come thither. And the LORD answered, Behold, he hath hid himself among the stuff. و چون شاول این سخنان را شنید روح خدا بر وی مستولی گشته، خشمش به شدت افروخته شد. bible_en_fa And they ran and fetched him thence: and when he stood among the people, he was higher than any of the people from his shoulders and upward. پس یک جفت گاو را گرفته، آنهارا پاره پاره نمود و به‌دست قاصدان به تمامی حدود اسرائیل فرستاده، گفت: «هر‌که در عقب شاول و سموئیل بیرون نیاید، به گاوان او چنین کرده شود.» آنگاه ترس خداوند بر قوم افتاد که مثل مرد واحد بیرون آمدند. bible_en_fa And Samuel said to all the people, See ye him whom the LORD hath chosen, that there is none like him among all the people? And all the people shouted, and said, God save the king. و ایشان را در بازق شمرد و بنی‌اسرائیل سیصد هزار نفر و مردان یهودا سی هزار بودند. bible_en_fa Then Samuel told the people the manner of the kingdom, and wrote it in a book, and laid it up before the LORD. And Samuel sent all the people away, every man to his house. پس به رسولانی که آمده بودند گفتند: «به مردمان یابیش جلعاد چنین گویید: فردا وقتی که آفتاب گرم شود برای شماخلاصی خواهد شد.» و رسولان آمده، به اهل یابیش خبر دادند، پس ایشان شاد شدند. bible_en_fa And Saul also went home to Gibeah; and there went with him a band of men, whose hearts God had touched. ومردان یابیش گفتند: «فردا نزد شما بیرون خواهیم آمد تا هرچه در نظرتان پسند آید به ما بکنید.» bible_en_fa But the children of Belial said, How shall this man save us? And they despised him, and brought him no presents. But he held his peace. و در فردای آن روز شاول قوم را به سه فرقه تقسیم نمود و ایشان در پاس صبح به میان لشکرگاه آمده، عمونیان را تا گرم شدن آفتاب می‌زدند، و باقی ماندگان پراکنده شدند به حدی که دو نفر از ایشان در یک جا نماندند. bible_en_fa Then Nahash the Ammonite came up, and encamped against Jabesh-gilead: and all the men of Jabesh said unto Nahash, Make a covenant with us, and we will serve thee. و قوم به سموئیل گفتند: «کیست که گفته است! آیا شاول بر ما سلطنت نماید؟ آن کسان رابیاورید تا ایشان را بکشیم.» bible_en_fa And Nahash the Ammonite answered them, On this condition will I make a covenant with you, that I may thrust out all your right eyes, and lay it for a reproach upon all Israel. اما شاول گفت: «کسی‌امروز کشته نخواهد شد زیرا که خداوندامروز در اسرائیل نجات به عمل آورده است.» bible_en_fa And the elders of Jabesh said unto him, Give us seven days' respite, that we may send messengers unto all the coasts of Israel: and then, if there be no man to save us, we will come out to thee. و سموئیل به قوم گفت: «بیایید تا به جلجال برویم و سلطنت را در آنجا از سر نو برقرار کنیم.»پس تمامی قوم به جلجال رفتند، و آنجا درجلجال، شاول را به حضور خداوند پادشاه ساختند، و در آنجا ذبایح سلامتی به حضورخداوند ذبح نموده، شاول و تمامی مردمان اسرائیل در آنجا شادی عظیم نمودند. bible_en_fa Then came the messengers to Gibeah of Saul, and told the tidings in the ears of the people: and all the people lifted up their voices, and wept. پس تمامی قوم به جلجال رفتند، و آنجا درجلجال، شاول را به حضور خداوند پادشاه ساختند، و در آنجا ذبایح سلامتی به حضورخداوند ذبح نموده، شاول و تمامی مردمان اسرائیل در آنجا شادی عظیم نمودند. bible_en_fa And, behold, Saul came after the herd out of the field; and Saul said, What aileth the people that they weep? And they told him the tidings of the men of Jabesh. و سموئیل به تمامی بنی‌اسرائیل گفت: «اینک قول شما را در هرآنچه به من گفتید، شنیدم و پادشاهی بر شما نصب نمودم. bible_en_fa And the Spirit of God came upon Saul when he heard those tidings, and his anger was kindled greatly. وحال اینک پادشاه پیش روی شما راه می‌رود و من پیر و مو سفید شده‌ام، و اینک پسران من با شمامی باشند، و من از جوانیم تا امروز پیش روی شماسلوک نموده‌ام. bible_en_fa And he took a yoke of oxen, and hewed them in pieces, and sent them throughout all the coasts of Israel by the hands of messengers, saying, Whosoever cometh not forth after Saul and after Samuel, so shall it be done unto his oxen. And the fear of the LORD fell on the people, and they came out with one consent. اینک من حاضرم، پس به حضور خداوند و مسیح او بر من شهادت دهید که گاو که را گرفتم؟ و الاغ که را گرفتم و بر که ظلم نموده، که را ستم کردم و از دست که رشوه گرفتم تا چشمان خود را به آن کور سازم و آن را به شمارد نمایم.» bible_en_fa And when he numbered them in Bezek, the children of Israel were three hundred thousand, and the men of Judah thirty thousand. گفتند: «بر ما ظلم نکرده‌ای و بر ما ستم ننموده‌ای و چیزی از دست کسی نگرفته‌ای.» bible_en_fa And they said unto the messengers that came, Thus shall ye say unto the men of Jabesh-gilead, To morrow, by that time the sun be hot, ye shall have help. And the messengers came and shewed it to the men of Jabesh; and they were glad. به ایشان گفت: «خداوند بر شماشاهد است و مسیح او امروز شاهد است که چیزی در دست من نیافته‌اید.» گفتند: «او شاهداست.» bible_en_fa Therefore the men of Jabesh said, To morrow we will come out unto you, and ye shall do with us all that seemeth good unto you. و سموئیل به قوم گفت: «خداوند است که موسی و هارون را مقیم ساخت و پدران شما را اززمین مصر برآورد. bible_en_fa And it was so on the morrow, that Saul put the people in three companies; and they came into the midst of the host in the morning watch, and slew the Ammonites until the heat of the day: and it came to pass, that they which remained were scattered, so that two of them were not left together. پس الان حاضر شوید تا به حضور خداوند با شما درباره همه اعمال عادله خداوند که با شما و با پدران شما عمل نمود، محاجه نمایم. bible_en_fa And the people said unto Samuel, Who is he that said, Shall Saul reign over us? bring the men, that we may put them to death. چون یعقوب به مصر آمد وپدران شما نزد خداوند استغاثه نمودند، خداوندموسی و هارون را فرستاد که پدران شما را از مصربیرون آورده، ایشان را در این مکان ساکن گردانیدند. bible_en_fa And Saul said, There shall not a man be put to death this day: for to day the LORD hath wrought salvation in Israel. و چون یهوه خدای خود را فراموش کردند ایشان را به‌دست سیسرا، سردار لشکرحاصور، و به‌دست فلسطینیان و به‌دست پادشاه موآب فروخت که با آنها جنگ کردند. bible_en_fa Then said Samuel to the people, Come, and let us go to Gilgal, and renew the kingdom there. پس نزدخداوند فریاد برآورده، گفتند: «گناه کرده‌ایم زیراخداوند را ترک کرده بعلیم و عشتاروت را عبادت نموده‌ایم، و حال ما را از دست دشمنان ما رهایی ده و تو را عبادت خواهیم نمود. bible_en_fa And all the people went to Gilgal; and there they made Saul king before the LORD in Gilgal; and there they sacrificed sacrifices of peace offerings before the LORD; and there Saul and all the men of Israel rejoiced greatly. پس خداوندیربعل و بدان و یفتاح و سموئیل را فرستاده، شمارا از دست دشمنان شما که در اطراف شما بودند، رهانید و در اطمینان ساکن شدید. bible_en_fa And Samuel said unto all Israel, Behold, I have hearkened unto your voice in all that ye said unto me, and have made a king over you. و چون دیدید که ناحاش، پادشاه بنی عمون، بر شمامی آید به من گفتید: نی بلکه پادشاهی بر ماسلطنت نماید، و حال آنکه یهوه، خدای شما، پادشاه شما بود. bible_en_fa And now, behold, the king walketh before you: and I am old and grayheaded; and, behold, my sons are with you: and I have walked before you from my childhood unto this day. و الان اینک پادشاهی که برگزیدید و او را طلبیدید. و همانا خداوند بر شماپادشاهی نصب نموده است. bible_en_fa Behold, here I am: witness against me before the LORD, and before his anointed: whose ox have I taken? or whose ass have I taken? or whom have I defrauded? whom have I oppressed? or of whose hand have I received any bribe to blind mine eyes therewith? and I will restore it you. اگر از خداوندترسیده، او را عبادت نمایید و قول او را بشنوید واز فرمان خداوند عصیان نورزید، و هم شما و هم پادشاهی که بر شما سلطنت می‌کند، یهوه، خدای خود را پیروی نمایید خوب. bible_en_fa And they said, Thou hast not defrauded us, nor oppressed us, neither hast thou taken ought of any man's hand. و اما اگر قول خداوند را نشنوید و از فرمان خداوند عصیان ورزید، آنگاه دست خداوند چنانکه به ضد پدران شما بود، به ضد شما نیز خواهدبود. bible_en_fa And he said unto them, The LORD is witness against you, and his anointed is witness this day, that ye have not found ought in my hand. And they answered, He is witness. پس الان بایستید و این کار عظیم را که خداوند به نظر شمابجا می‌آورد، ببینید. bible_en_fa And Samuel said unto the people, It is the LORD that advanced Moses and Aaron, and that brought your fathers up out of the land of Egypt. آیا امروز وقت درو گندم نیست؟ از خداوند استدعا خواهم نمود و اورعدها و باران خواهد فرستاد تا بدانید و ببینید که شرارتی که از طلبیدن پادشاه برای خود نمودیددر نظر خداوند عظیم است.» bible_en_fa Now therefore stand still, that I may reason with you before the LORD of all the righteous acts of the LORD, which he did to you and to your fathers. پس سموئیل ازخداوند استدعا نمود و خداوند در همان روزرعدها و باران فرستاد، و تمامی قوم از خداوند وسموئیل بسیار ترسیدند. bible_en_fa When Jacob was come into Egypt, and your fathers cried unto the LORD, then the LORD sent Moses and Aaron, which brought forth your fathers out of Egypt, and made them dwell in this place. و تمامی قوم به سموئیل گفتند: «برای بندگانت از یهوه، خدای خود استدعا نما تانمیریم، زیرا که بر تمامی گناهان خود این بدی راافزودیم که برای خود پادشاهی طلبیدیم.» bible_en_fa And when they forgat the LORD their God, he sold them into the hand of Sisera, captain of the host of Hazor, and into the hand of the Philistines, and into the hand of the king of Moab, and they fought against them. وسموئیل به قوم گفت: «مترسید! شما تمامی این بدی را کرده‌اید، لیکن از پیروی خداوندبرنگردید، بلکه خداوند را به تمامی دل خودعبادت نمایید. bible_en_fa And they cried unto the LORD, and said, We have sinned, because we have forsaken the LORD, and have served Baalim and Ashtaroth: but now deliver us out of the hand of our enemies, and we will serve thee. و در عقب اباطیلی که منفعت ندارد و رهایی نتواند داد، چونکه باطل است، برنگردید. bible_en_fa And the LORD sent Jerubbaal, and Bedan, and Jephthah, and Samuel, and delivered you out of the hand of your enemies on every side, and ye dwelled safe. زیرا خداوند به‌خاطر نام عظیم خود قوم خود را ترک نخواهد نمود، چونکه خداوند را پسند آمد که شما را برای خود قومی سازد. bible_en_fa And when ye saw that Nahash the king of the children of Ammon came against you, ye said unto me, Nay; but a king shall reign over us: when the LORD your God was your king. و اما من، حاشا از من که به خداوند گناه ورزیده، ترک دعا کردن برای شما نمایم، بلکه راه نیکو و راست را به شما تعلیم خواهم داد. bible_en_fa Now therefore behold the king whom ye have chosen, and whom ye have desired! and, behold, the LORD hath set a king over you. لیکن از خداوند بترسید و او را به راستی به تمامی دل خود عبادت نمایید و در کارهای عظیمی که برای شما کرده است، تفکر کنید.و اما اگر شرارت ورزید، هم شما و هم پادشاه شما، هلاک خواهیدشد.» bible_en_fa If ye will fear the LORD, and serve him, and obey his voice, and not rebel against the commandment of the LORD, then shall both ye and also the king that reigneth over you continue following the LORD your God: و اما اگر شرارت ورزید، هم شما و هم پادشاه شما، هلاک خواهیدشد.» bible_en_fa But if ye will not obey the voice of the LORD, but rebel against the commandment of the LORD, then shall the hand of the LORD be against you, as it was against your fathers. و شاول (سی ) ساله بود که پادشاه شد. و چون دو سال بر اسرائیل سلطنت نموده بود، bible_en_fa Now therefore stand and see this great thing, which the LORD will do before your eyes. شاول به جهت خود سه هزار نفر ازاسرائیل برگزید، و از ایشان دو هزار با شاول درمخماس و در کوه بیت ئیل بودند، و یک هزار بایوناتان در جبعه بنیامین. و اما هرکس از بقیه قوم رابه خیمه‌اش فرستاد. bible_en_fa Is it not wheat harvest to day? I will call unto the LORD, and he shall send thunder and rain; that ye may perceive and see that your wickedness is great, which ye have done in the sight of the LORD, in asking you a king. و یوناتان قراول فلسطینیان را که در جبعه بودند، شکست داد. و فلسطینیان این را شنیدند. و شاول در تمامی زمین کرنانواخته، گفت که «ای عبرانیان بشنوید!» bible_en_fa So Samuel called unto the LORD; and the LORD sent thunder and rain that day: and all the people greatly feared the LORD and Samuel. و چون تمامی اسرائیل شنیدند که شاول قراول فلسطینیان را شکست داده است، و اینکه اسرائیل نزد فلسطینیان مکروه شده‌اند، قوم نزد شاول درجلجال جمع شدند. bible_en_fa And all the people said unto Samuel, Pray for thy servants unto the LORD thy God, that we die not: for we have added unto all our sins this evil, to ask us a king. و فلسطینیان سی هزار ارابه و شش هزارسوار و خلقی را که مثل ریگ کناره دریا بیشماربودند، جمع کردند تا با اسرائیل جنگ نمایند، وبرآمده، در مخماس به طرف شرقی بیت آون اردوزدند. bible_en_fa And Samuel said unto the people, Fear not: ye have done all this wickedness: yet turn not aside from following the LORD, but serve the LORD with all your heart; و چون اسرائیلیان را دیدند که در تنگی هستند زیرا که قوم مضطرب بودند، پس ایشان خود را در مغاره‌ها و بیشه‌ها و گریوه‌ها و حفره هاو صخره‌ها پنهان کردند. bible_en_fa And turn ye not aside: for then should ye go after vain things, which cannot profit nor deliver; for they are vain. و بعضی از عبرانیان ازاردن به زمین جاد و جلعاد عبور کردند. و شاول هنوز در جلجال بود و تمامی قوم در عقب او لرزان بودند. bible_en_fa For the LORD will not forsake his people for his great name's sake: because it hath pleased the LORD to make you his people. پس هفت روز موافق وقتی که سموئیل تعیین نموده بود، درنگ کرد. اما سموئیل به جلجال نیامد و قوم از او پراکنده می‌شدند. bible_en_fa Moreover as for me, God forbid that I should sin against the LORD in ceasing to pray for you: but I will teach you the good and the right way: وشاول گفت: «قربانی سوختنی و ذبایح سلامتی رانزد من بیاورید.» و قربانی سوختنی را گذرانید. bible_en_fa Only fear the LORD, and serve him in truth with all your heart: for consider how great things he hath done for you. و چون از گذرانیدن قربانی سوختنی فارغ شد، اینک سموئیل برسید و شاول به جهت تحیتش، به استقبال وی بیرون آمد. bible_en_fa But if ye shall still do wickedly, ye shall be consumed, both ye and your king. و سموئیل گفت: «چه کردی؟» شاول گفت: «چون دیدم که قوم ازنزد من پراکنده می‌شوند و تو در روزهای معین نیامدی و فلسطینیان در مخماس جمع شده‌اند، bible_en_fa Saul reigned one year; and when he had reigned two years over Israel, پس گفتم: الان فلسطینیان بر من در جلجال فرود خواهند آمد، و من رضامندی خداوند رانطلبیدم. پس خویشتن را مجبور ساخته، قربانی سوختنی را گذرانیدم.» bible_en_fa Saul chose him three thousand men of Israel; whereof two thousand were with Saul in Michmash and in mount Bethel, and a thousand were with Jonathan in Gibeah of Benjamin: and the rest of the people he sent every man to his tent. و سموئیل به شاول گفت: «احمقانه عمل نمودی و امری که یهوه خدایت به تو امر فرموده است، بجا نیاوردی، زیرا که حال خداوندسلطنت تو را بر اسرائیل تا به ابد برقرار می‌داشت. bible_en_fa And Jonathan smote the garrison of the Philistines that was in Geba, and the Philistines heard of it. And Saul blew the trumpet throughout all the land, saying, Let the Hebrews hear. لیکن الان سلطنت تو استوار نخواهد ماند وخداوند به جهت خویش مردی موافق دل خودطلب نموده است، و خداوند او را مامور کرده است که پیشوای قوم وی باشد، چونکه تو فرمان خداوند را نگاه نداشتی.» bible_en_fa And all Israel heard say that Saul had smitten a garrison of the Philistines, and that Israel also was had in abomination with the Philistines. And the people were called together after Saul to Gilgal. و سموئیل برخاسته، از جلجال به جبعه بنیامین آمد. bible_en_fa And the Philistines gathered themselves together to fight with Israel, thirty thousand chariots, and six thousand horsemen, and people as the sand which is on the sea shore in multitude: and they came up, and pitched in Michmash, eastward from Beth-aven. و شاول و پسرش یوناتان و قومی که با ایشان حاضر بودند در جبعه بنیامین ماندند، و فلسطینیان در مخماس اردو زدند. bible_en_fa When the men of Israel saw that they were in a strait, (for the people were distressed,) then the people did hide themselves in caves, and in thickets, and in rocks, and in high places, and in pits. و تاراج کنندگان از اردوی فلسطینیان در سه فرقه بیرون آمدند که یک فرقه از ایشان به راه عفره به زمین شوعال توجه نمودند. bible_en_fa And some of the Hebrews went over Jordan to the land of Gad and Gilead. As for Saul, he was yet in Gilgal, and all the people followed him trembling. و فرقه دیگر به راه بیت حورون میل کردند. و فرقه سوم به راه حدی که مشرف بر دره صبوعیم به‌جانب بیابان است، توجه نمودند. bible_en_fa And he tarried seven days, according to the set time that Samuel had appointed: but Samuel came not to Gilgal; and the people were scattered from him. و در تمام زمین اسرائیل آهنگری یافت نمی شد، زیرا که فلسطینیان می‌گفتند: «مباداعبرانیان برای خود شمشیر یا نیزه بسازند.» bible_en_fa And Saul said, Bring hither a burnt offering to me, and peace offerings. And he offered the burnt offering. وجمیع اسرائیلیان نزد فلسطینیان فرود می‌آمدند تاهر کس بیل و گاوآهن و تبر و داس خود را تیزکند. bible_en_fa And it came to pass, that as soon as he had made an end of offering the burnt offering, behold, Samuel came; and Saul went out to meet him, that he might salute him. اما به جهت بیل و گاوآهن و چنگال سه دندانه و تبر و برای تیز کردن آهن گاوران سوهان داشتند. bible_en_fa And Samuel said, What hast thou done? And Saul said, Because I saw that the people were scattered from me, and that thou camest not within the days appointed, and that the Philistines gathered themselves together at Michmash; و در روز جنگ، شمشیر و نیزه دردست تمامی قومی که با شاول و یوناتان بودندیافت نشد، اما نزد شاول و پسرش یوناتان بود.و قراول فلسطینیان به معبر مخماس بیرون آمدند. bible_en_fa Therefore said I, The Philistines will come down now upon me to Gilgal, and I have not made supplication unto the LORD: I forced myself therefore, and offered a burnt offering. و قراول فلسطینیان به معبر مخماس بیرون آمدند. bible_en_fa And Samuel said to Saul, Thou hast done foolishly: thou hast not kept the commandment of the LORD thy God, which he commanded thee: for now would the LORD have established thy kingdom upon Israel for ever. و روزی واقع شد که یوناتان پسر شاول به جوان سلاح دار خود گفت: «بیا تا به قراول فلسطینیان که به آن طرفند بگذریم.» اماپدر خود را خبر نداد. bible_en_fa But now thy kingdom shall not continue: the LORD hath sought him a man after his own heart, and the LORD hath commanded him to be captain over his people, because thou hast not kept that which the LORD commanded thee. و شاول در کناره جبعه زیر درخت اناری که در مغرون است، ساکن بود وقومی که همراهش بودند تخمین ششصد نفربودند. bible_en_fa And Samuel arose, and gat him up from Gilgal unto Gibeah of Benjamin. And Saul numbered the people that were present with him, about six hundred men. و اخیا ابن اخیطوب برادر ایخابودبن فینحاس بن عیلی، کاهن خداوند، در شیلوه باایفود ملبس شده بود، و قوم از رفتن یوناتان خبرنداشتند. bible_en_fa And Saul, and Jonathan his son, and the people that were present with them, abode in Gibeah of Benjamin: but the Philistines encamped in Michmash. و در میان معبرهایی که یوناتان می خواست از آنها نزد قراول فلسطینیان بگذرد، یک صخره تیز به این طرف و یک صخره تیز به آن طرف بود، که اسم یکی بوصیص و اسم دیگری سنه بود. bible_en_fa And the spoilers came out of the camp of the Philistines in three companies: one company turned unto the way that leadeth to Ophrah, unto the land of Shual: و یکی از این صخره‌ها به طرف شمال در برابر مخماس ایستاده بود، و دیگری به طرف جنوب در برابر جبعه. bible_en_fa A nd anot her company turned the way to Beth-horon: and another company turned to the way of the border that looketh to the valley of Zeboim toward the wilderness. و یوناتان به جوان سلاحدار خود گفت: «بیانزد قراول این نامختونان بگذریم شاید خداوندبرای ما عمل کند زیرا که خداوند را از رهانیدن باکثیر یا با قلیل مانعی نیست.» bible_en_fa Now there was no smith found throughout all the land of Israel: for the Philistines said, Lest the Hebrews make them swords or spears: و سلاحدارش به وی گفت: «هر‌چه در دلت باشد، عمل نما. پیش برو؛ اینک من موافق رای تو با تو هستم.» bible_en_fa But all the Israelites went down to the Philistines, to sharpen every man his share, and his coulter, and his axe, and his mattock. ویوناتان گفت: «اینک ما به طرف این مردمان گذرنماییم و خود را به آنها ظاهر سازیم، bible_en_fa Yet they had a file for the mattocks, and for the coulters, and for the forks, and for the axes, and to sharpen the goads. اگر به ماچنین گویند: بایستید تا نزد شما برسیم، آنگاه درجای خود خواهیم ایستاد و نزد ایشان نخواهیم رفت. bible_en_fa So it came to pass in the day of battle, that there was neither sword nor spear found in the hand of any of the people that were with Saul and Jonathan: but with Saul and with Jonathan his son was there found. اما اگر چنین گویند که نزد ما برآیید، آنگاه خواهیم رفت زیرا خداوند ایشان را به‌دست ما تسلیم نموده است و به جهت ما، این علامت خواهد بود.» bible_en_fa And the garrison of the Philistines went out to the passage of Michmash. پس هر دوی ایشان خویشتن را به قراول فلسطینیان ظاهر ساختند و فلسطینیان گفتند: «اینک عبرانیان از حفره هایی که خود را در آنهاپنهان ساخته‌اند، بیرون می‌آیند.» bible_en_fa Now it came to pass upon a day, that Jonathan the son of Saul said unto the young man that bare his armour, Come, and let us go over to the Philistines' garrison, that is on the other side. But he told not his father. و قراولان، یوناتان و سلاحدارش را خطاب کرده، گفتند: «نزد ما برآیید تا چیزی به شما نشان دهیم.» ویوناتان به سلاحدار خود گفت که «در عقب من بیازیرا خداوند ایشان را به‌دست اسرائیل تسلیم نموده است.» bible_en_fa And Saul tarried in the uttermost part of Gibeah under a pomegranate tree which is in Migron: and the people that were with him were about six hundred men; و یوناتان به‌دست و پای خود نزد ایشان بالارفت و سلاحدارش در عقب وی، و ایشان پیش روی یوناتان افتادند و سلاحدارش در عقب او می کشت. bible_en_fa And Ahiah, the son of Ahitub, I-chabod's brother, the son of Phinehas, the son of Eli, the LORD's priest in Shiloh, wearing an ephod. And the people knew not that Jonathan was gone. و این کشتار اول که یوناتان وسلاحدارش کردند به قدر بیست نفر بود در قریب نصف شیار یک جفت گاو زمین. bible_en_fa And between the passages, by which Jonathan sought to go over unto the Philistines' garrison, there was a sharp rock on the one side and a sharp rock on the other side: and the name of the one was Bozez, and the name of the other Seneh. و در اردو وصحرا و تمامی قوم تزلزل در‌افتاد و قراولان وتاراج کنندگان نیز لرزان شدند و زمین متزلزل شد، پس تزلزل عظیمی واقع گردید. bible_en_fa The forefront of the one was situate northward over against Michmash, and the other southward over against Gibeah. و دیده بانان شاول در جبعه بنیامین نگاه کردند و اینک آن انبوه گداخته شده، به هر طرف پراکنده می‌شدند. bible_en_fa And Jonathan said to the young man that bare his armour, Come, and let us go over unto the garrison of these uncircumcised: it may be that the LORD will work for us: for there is no restraint to the LORD to save by many or by few. و شاول به قومی که همراهش بودند، گفت: «الان تفحص کنید و ببینیداز ما که بیرون رفته است؟» پس تفحص کردند که اینک یوناتان و سلاحدارش حاضر نبودند. bible_en_fa And his armourbearer said unto him, Do all that is in thine heart: turn thee; behold, I am with thee according to thy heart. وشاول به اخیا گفت: «تابوت خدا را نزدیک بیاور.» زیرا تابوت خدا در آن وقت همراه بنی‌اسرائیل بود. bible_en_fa Then said Jonathan, Behold, we will pass over unto these men, and we will discover ourselves unto them. و واقع شد چون شاول با کاهن سخن می‌گفت که اغتشاش در اردوی فلسطینیان زیاده وزیاده می‌شد، و شاول به کاهن گفت: «دست خودرا نگاهدار.» bible_en_fa If they say thus unto us, Tarry until we come to you; then we will stand still in our place, and will not go up unto them. و شاول و تمامی قومی که با وی بودندجمع شده، به جنگ آمدند، و اینک شمشیر هرکس به ضد رفیقش بود و قتال بسیار عظیمی بود. bible_en_fa But if they say thus, Come up unto us; then we will go up: for the LORD hath delivered them into our hand: and this shall be a sign unto us. و عبرانیانی که قبل از آن با فلسطینیان بودند وهمراه ایشان از اطراف به اردو آمده بودند، ایشان نیز نزد اسرائیلیانی که با شاول و یوناتان بودند، برگشتند. bible_en_fa And both of them discovered themselves unto the garrison of the Philistines: and the Philistines said, Behold, the Hebrews come forth out of the holes where they had hid themselves. و تمامی مردان اسرائیل نیز که خودرا در کوهستان افرایم پنهان کرده بودند چون شنیدند که فلسطینیان منهزم شده‌اند، ایشان را درجنگ تعاقب نمودند. bible_en_fa And the men of the garrison answered Jonathan and his armourbearer, and said, Come up to us, and we will shew you a thing. And Jonathan said unto his armourbearer, Come up after me: for the LORD hath delivered them into the hand of Israel. پس خداوند در آن روزاسرائیل را نجات داد و جنگ تا بیت آون رسید. bible_en_fa And Jonathan climbed up upon his hands and upon his feet, and his armourbearer after him: and they fell before Jonathan; and his armourbearer slew after him. و مردان اسرائیل آن روز در تنگی بودندزیرا که شاول قوم را قسم داده، گفته بود: «تا من ازدشمنان خود انتقام نکشیده باشم ملعون باد کسی که تا شام طعام بخورد.» و تمامی قوم طعام نچشیدند. bible_en_fa And that first slaughter, which Jonathan and his armourbearer made, was about twenty men, within as it were an half acre of land, which a yoke of oxen might plow. و تمامی قوم به جنگلی رسیدند که در آنجا عسل بر روی زمین بود. bible_en_fa And there was trembling in the host, in the field, and among all the people: the garrison, and the spoilers, they also trembled, and the earth quaked: so it was a very great trembling. و چون قوم به جنگل داخل شدند، اینک عسل می‌چکید امااحدی دست خود را به دهانش نبرد زیرا قوم ازقسم ترسیدند. bible_en_fa And the watchmen of Saul in Gibeah of Benjamin looked; and, behold, the multitude melted away, and they went on beating down one another. لیکن یوناتان هنگامی که پدرش به قوم قسم می‌داد نشنیده بود، پس نوک عصایی را که در دست داشت دراز کرده، آن را به‌شان عسل فرو برد، و دست خود را به دهانش برده، چشمان او روشن گردید. bible_en_fa Then said Saul unto the people that were with him, Number now, and see who is gone from us. And when they had numbered, behold, Jonathan and his armourbearer were not there. و شخصی از قوم به او توجه نموده، گفت: «پدرت قوم را قسم سخت داده، گفت: ملعون بادکسی‌که امروز طعام خورد.» و قوم بی‌تاب شده بودند. bible_en_fa And Saul said unto Ahiah, Bring hither the ark of God. For the ark of God was at that time with the children of Israel. و یوناتان گفت: «پدرم زمین را مضطرب ساخته است، الان ببینید که چشمانم چه قدرروشن شده است که اندکی از این عسل چشیده‌ام. bible_en_fa And it came to pass, while Saul talked unto the priest, that the noise that was in the host of the Philistines went on and increased: and Saul said unto the priest, Withdraw thine hand. و چه قدر زیاده اگر امروز قوم از غارت دشمنان خود که یافته‌اند بی‌ممانعت می‌خوردند، آیا قتال فلسطینیان بسیار زیاده نمی شد؟» bible_en_fa And Saul and all the people that were with him assembled themselves, and they came to the battle: and, behold, every man's sword was against his fellow, and there was a very great discomfiture. و در آن روز فلسطینیان را از مخماس تاایلون منهزم ساختند و قوم بسیار بی‌تاب شدند. bible_en_fa Moreover the Hebrews that were with the Philistines before that time, which went up with them into the camp from the country round about, even they also turned to be with the Israelites that were with Saul and Jonathan. و قوم بر غنیمت حمله کرده، از گوسفندان وگاوان و گوساله‌ها گرفته، بر زمین کشتند و قوم آنهارا با خون خوردند. bible_en_fa Likewise all the men of Israel which had hid themselves in mount Ephraim, when they heard that the Philistines fled, even they also followed hard after them in the battle. و شاول را خبر داده، گفتند: «اینک قوم به خداوند گناه ورزیده، با خون می‌خورند.» گفت: «شما خیانت ورزیده‌اید امروزسنگی بزرگ نزد من بغلطانید.» bible_en_fa So the LORD saved Israel that day: and the battle passed over unto Beth-aven. و شاول گفت: «خود را در میان قوم منتشر ساخته، به ایشان بگویید: هر کس گاو خود و هر کس گوسفند خود را نزد من بیاورد و در اینجا ذبح نموده، بخورید وبه خدا گناه نورزیده، با خون مخورید.» و تمامی قوم در آن شب هر کس گاوش را با خود آورده، در آنجا ذبح کردند. bible_en_fa And the men of Israel were distressed that day: for Saul had adjured the people, saying, Cursed be the man that eateth any food until evening, that I may be avenged on mine enemies. So none of the people tasted any food. و شاول مذبحی برای خداوند بنا کرد و این مذبح اول بود که برای خداوند بنا نمود. bible_en_fa And all they of the land came to a wood; and there was honey upon the ground. و شاول گفت: «امشب در عقب فلسطینیان برویم و آنها را تا روشنایی صبح غارت کرده، ازایشان احدی را باقی نگذاریم.» ایشان گفتند: «هرچه در نظرت پسند آید بکن.» و کاهن گفت: «دراینجا به خدا تقرب بجوییم.» bible_en_fa And when the people were come into the wood, behold, the honey dropped; but no man put his hand to his mouth: for the people feared the oath. و شاول از خداسوال نمود که آیا از عقب فلسطینیان برویم و آیاایشان را به‌دست اسرائیل خواهی داد، اما در آن روز او را جواب نداد. bible_en_fa But Jonathan heard not when his father charged the people with the oath: wherefore he put forth the end of the rod that was in his hand, and dipped it in an honeycomb, and put his hand to his mouth; and his eyes were enlightened. آنگاه شاول گفت: «ای تمامی روسای قوم به اینجا نزدیک شوید و بدانیدو ببینید که امروز این گناه در چه چیز است. bible_en_fa Then answered one of the people, and said, Thy father straitly charged the people with an oath, saying, Cursed be the man that eateth any food this day. And the people were faint. زیرا قسم به حیات خداوند رهاننده اسرائیل که اگر در پسرم یوناتان هم باشد، البته خواهدمرد.» لیکن از تمامی قوم احدی به او جواب نداد. bible_en_fa Then said Jonathan, My father hath troubled the land: see, I pray you, how mine eyes have been enlightened, because I tasted a little of this honey. پس به تمامی اسرائیل گفت: «شما به یک طرف باشید و من با پسر خود یوناتان به یک طرف باشیم.» و قوم به شاول گفتند: «هر‌چه در نظرت پسند آید، بکن.» bible_en_fa How much more, if haply the people had eaten freely to day of the spoil of their enemies which they found? for had there not been now a much greater slaughter among the Philistines? و شاول به یهوه، خدای اسرائیل گفت: «قرعه‌ای راست بده.» پس یوناتان و شاول گرفته شدند و قوم رها گشتند. bible_en_fa And they smote the Philistines that day from Michmash to Aijalon: and the people were very faint. و شاول گفت: «در میان من و پسرم یوناتان قرعه بیندازید.» و یوناتان گرفته شد. bible_en_fa And the people flew upon the spoil, and took sheep, and oxen, and calves, and slew them on the ground: and the people did eat them with the blood. و شاول به یوناتان گفت: «مرا خبر ده که چه کرده‌ای؟» و یوناتان به او خبر داده، گفت: «به نوک عصایی که در دست دارم اندکی عسل چشیدم واینک باید بمیرم؟» bible_en_fa Then they told Saul, saying, Behold, the people sin against the LORD, in that they eat with the blood. And he said, Ye have transgressed: roll a great stone unto me this day. و شاول گفت: «خدا چنین بلکه زیاده از این بکند‌ای یوناتان! زیرا البته خواهی مرد.» bible_en_fa And Saul said, Disperse yourselves among the people, and say unto them, Bring me hither every man his ox, and every man his sheep, and slay them here, and eat; and sin not against the LORD in eating with the blood. And all the people brought every man his ox with him that night, and slew them there. اما قوم به شاول گفتند: «آیایوناتان که نجات عظیم را در اسرائیل کرده است، باید بمیرد؟ حاشا! قسم به حیات خداوند که مویی از سرش به زمین نخواهد افتاد زیرا که امروز با خدا عمل نموده است.» پس قوم یوناتان را خلاص نمودند که نمرد. bible_en_fa And Saul built an altar unto the LORD: the same was the first altar that he built unto the LORD. و شاول از تعاقب فلسطینیان باز آمد و فلسطینیان به‌جای خودرفتند. bible_en_fa And Saul said, Let us go down after the Philistines by night, and spoil them until the morning light, and let us not leave a man of them. And they said, Do whatsoever seemeth good unto thee. Then said the priest, Let us draw near hither unto God. و شاول عنان سلطنت اسرائیل را به‌دست گرفت و با جمیع دشمنان اطراف خود، یعنی باموآب و بنی عمون و ادوم و ملوک صوبه وفلسطینیان جنگ کرد و به هر طرف که توجه می‌نمود، غالب می‌شد. bible_en_fa And Saul asked counsel of God, Shall I go down after the Philistines? wilt thou deliver them into the hand of Israel? But he answered him not that day. و به دلیری عمل می‌نمود و عمالیقیان را شکست داده، اسرائیل رااز دست تاراج کنندگان ایشان رهانید. bible_en_fa And Saul said, Draw ye near hither, all the chief of the people: and know and see wherein this sin hath been this day. و پسران شاول، یوناتان و یشوی و ملکیشوبودند. و اسمهای دخترانش این است: اسم نخست زاده‌اش میرب و اسم کوچک میکال. bible_en_fa For, as the LORD liveth, which saveth Israel, though it be in Jonathan my son, he shall surely die. But there was not a man among all the people that answered him. واسم زن شاول اخینوعام، دختر اخیمعاص، بود واسم سردار لشکرش ابنیر بن نیر، عموی شاول بود. bible_en_fa Then said he unto all Israel, Be ye on one side, and I and Jonathan my son will be on the other side. And the people said unto Saul, Do what seemeth good unto thee. و قیس پدر شاول بود و نیر پدر ابنیر و پسرابیئیل بود.و در تمامی روزهای شاول با فلسطینیان جنگ سخت بود و هر صاحب قوت و صاحب شجاعت که شاول می‌دید، او را نزد خودمی آورد. bible_en_fa Therefore Saul said unto the LORD God of Israel, Give a perfect lot. And Saul and Jonathan were taken: but the people escaped. و در تمامی روزهای شاول با فلسطینیان جنگ سخت بود و هر صاحب قوت و صاحب شجاعت که شاول می‌دید، او را نزد خودمی آورد. bible_en_fa And Saul said, Cast lots between me and Jonathan my son. And Jonathan was taken. و سموئیل به شاول گفت: «خداوند مرافرستاد که ترا مسح نمایم تا بر قوم اواسرائیل پادشاه شوی. پس الان آواز کلام خداوند را بشنو. bible_en_fa Then Saul said to Jonathan, Tell me what thou hast done. And Jonathan told him, and said, I did but taste a little honey with the end of the rod that was in mine hand, and, lo, I must die. یهوه صبایوت چنین می‌گوید: آنچه عمالیق به اسرائیل کرد، بخاطر داشته‌ام که چگونه هنگامی که از مصر برمی آمد، با او در راه مقاومت کرد. bible_en_fa And Saul answered, God do so and more also: for thou shalt surely die, Jonathan. پس الان برو و عمالیق را شکست داده، جمیع مایملک ایشان را بالکل نابود ساز، وبر ایشان شفقت مفرما بلکه مرد و زن و طفل وشیرخواره و گاو و گوسفند و شتر و الاغ را بکش.» bible_en_fa And the people said unto Saul, Shall Jonathan die, who hath wrought this great salvation in Israel? God forbid: as the LORD liveth, there shall not one hair of his head fall to the ground; for he hath wrought with God this day. So the people rescued Jonathan, that he died not. پس شاول قوم را طلبید و از ایشان دویست هزار پیاده و ده هزار مرد از یهودا در طلایم سان دید. bible_en_fa Then Saul went up from following the Philistines: and the Philistines went to their own place. و شاول به شهر عمالیق آمده، در وادی کمین گذاشت. bible_en_fa So Saul took the kingdom over Israel, and fought against all his enemies on every side, against Moab, and against the children of Ammon, and against Edom, and against the kings of Zobah, and against the Philistines: and whithersoever he turned himself, he vexed them. و شاول به قینیان گفت: «بروید وبرگشته، از میان عمالقه دور شوید، مبادا شما را باایشان هلاک سازم و حال آنکه شما با همه بنی‌اسرائیل هنگامی که از مصر برآمدند، احسان نمودید.» پس قینیان از میان عمالقه دور شدند. bible_en_fa And he gathered an host, and smote the Amalekites, and delivered Israel out of the hands of them that spoiled them. وشاول عمالقه را از حویله تا شور که در برابر مصراست، شکست داد. bible_en_fa Now the sons of Saul were Jonathan, and Ishui, and Melchi-shua: and the names of his two daughters were these; the name of the firstborn Merab, and the name of the younger Michal: و اجاج پادشاه عمالیق رازنده گرفت و تمامی خلق را به دم شمشیر، بالکل هلاک ساخت. bible_en_fa And the name of Saul's wife was Ahinoam, the daughter of Ahimaaz: and the name of the captain of his host was Abner, the son of Ner, Saul's uncle. و اما شاول و قوم اجاج را وبهترین گوسفندان و گاوان و پرواریها و بره‌ها و هرچیز خوب را دریغ نموده، نخواستند آنها راهلاک سازند. لیکن هر چیز خوار و بیقیمت رابالکل نابود ساختند. bible_en_fa And Kish was the father of Saul; and Ner the father of Abner was the son of Abiel. و کلام خداوند بر سموئیل نازل شده، گفت: bible_en_fa And there was sore war against the Philistines all the days of Saul: and when Saul saw any strong man, or any valiant man, he took him unto him. «پشیمان شدم که شاول را پادشاه ساختم زیرا از پیروی من برگشته، کلام مرا بجا نیاورده است.» و سموئیل خشمناک شده، تمامی شب نزد خداوند فریاد برآورد. bible_en_fa Samuel also said unto Saul, The LORD sent me to anoint thee to be king over his people, over Israel: now therefore hearken thou unto the voice of the words of the LORD. و بامدادان سموئیل برخاست تا شاول را ملاقات نماید وسموئیل را خبر داده، گفتند که «شاول به کرمل آمد و اینک به جهت خویشتن ستونی نصب نمودو دور زده، گذشت و در جلجال فرود آمده است.» bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts, I remember that which Amalek did to Israel, how he laid wait for him in the way, when he came up from Egypt. و چون سموئیل نزد شاول رسید شاول به او گفت: «برکت خداوند بر تو باد! من فرمان خداوند را بجا آوردم.» bible_en_fa Now go and smite Amalek, and utterly destroy all that they have, and spare them not; but slay both man and woman, infant and suckling, ox and sheep, camel and ass. سموئیل گفت: «پس این صدای گوسفندان در گوش من و بانگ گاوان که من می‌شنوم چیست؟» bible_en_fa And Saul gathered the people together, and numbered them in Telaim, two hundred thousand footmen, and ten thousand men of Judah. شاول گفت: «اینها رااز عمالقه آورده‌اند زیرا قوم بهترین گوسفندان وگاوان را دریغ داشتند تا برای یهوه خدایت قربانی نمایند، و بقیه را بالکل هلاک ساختیم.» bible_en_fa And Saul came to a city of Amalek, and laid wait in the valley. سموئیل به شاول گفت: «تامل نما تا آنچه خداوند دیشب به من گفت به تو بگویم.» او وی راگفت: «بگو.» bible_en_fa And Saul said unto the Kenites, Go, depart, get you down from among the Amalekites, lest I destroy you with them: for ye shewed kindness to all the children of Israel, when they came up out of Egypt. So the Kenites departed from among the Amalekites. و سموئیل گفت: «هنگامی که تو در نظرخود کوچک بودی، آیا رئیس اسباط اسرائیل نشدی و آیا خداوند تو را مسح نکرد تا براسرائیل پادشاه شوی؟ bible_en_fa And Saul smote the Amalekites from Havilah until thou comest to Shur, that is over against Egypt. و خداوند تو را به راهی فرستاده، گفت: این عمالقه گناهکار را بالکل هلاک ساز و با ایشان جنگ کن تا نابود شوند. bible_en_fa And he took Agag the king of the Amalekites alive, and utterly destroyed all the people with the edge of the sword. پس چرا قول خداوند را نشنیدی بلکه برغنیمت هجوم آورده، آنچه را که در نظر خداوندبد است عمل نمودی؟» bible_en_fa But Saul and the people spared Agag, and the best of the sheep, and of the oxen, and of the fatlings, and the lambs, and all that was good, and would not utterly destroy them: but every thing that was vile and refuse, that they destroyed utterly. شاول به سموئیل گفت: «قول خداوند را استماع نمودم و به راهی که خداوند مرا فرستاد، رفتم و اجاج، پادشاه عمالقه را آوردم و عمالقه را بالکل هلاک ساختم. bible_en_fa Then came the word of the LORD unto Samuel, saying, اما قوم از غنیمت، گوسفندان و گاوان، یعنی بهترین آنچه حرام شده بود، گرفتند تا برای یهوه خدایت در جلجال قربانی بگذرانند.» bible_en_fa It repenteth me that I have set up Saul to be king: for he is turned back from following me, and hath not performed my commandments. And it grieved Samuel; and he cried unto the LORD all night. سموئیل گفت: «آیا خداوند به قربانی های سوختنی وذبایح خوشنود است یا به اطاعت فرمان خداوند؟ اینک اطاعت از قربانی‌ها و گوش گرفتن از پیه قوچها نیکوتر است. bible_en_fa And when Samuel rose early to meet Saul in the morning, it was told Samuel, saying, Saul came to Carmel, and, behold, he set him up a place, and is gone about, and passed on, and gone down to Gilgal. زیرا که تمرد مثل گناه جادوگری است وگردن کشی مثل بت‌پرستی و ترافیم است. چونکه کلام خداوند را ترک کردی او نیز تو را از سلطنت رد نمود.» bible_en_fa And Samuel came to Saul: and Saul said unto him, Blessed be thou of the LORD: I have performed the commandment of the LORD. و شاول به سموئیل گفت: «گناه کردم زیرااز فرمان خداوند و سخن تو تجاوز نمودم چونکه از قوم ترسیده، قول ایشان را شنیدم. bible_en_fa And Samuel said, What meaneth then this bleating of the sheep in mine ears, and the lowing of the oxen which I hear? پس حال تمنا اینکه گناه مرا عفو نمایی و با من برگردی تاخداوند را عبادت نمایم.» bible_en_fa And Saul said, They have brought them from the Amalekites: for the people spared the best of the sheep and of the oxen, to sacrifice unto the LORD thy God; and the rest we have utterly destroyed. سموئیل به شاول گفت: «با تو برنمی گردم چونکه کلام خداوند راترک نموده‌ای. خداوند نیز تو را از پادشاه بودن براسرائیل رد نموده است.» bible_en_fa Then Samuel said unto Saul, Stay, and I will tell thee what the LORD hath said to me this night. And he said unto him, Say on. و چون سموئیل برگشت تا روانه شود، اودامن جامه او را بگرفت که پاره شد. bible_en_fa And Samuel said, When thou wast little in thine own sight, wast thou not made the head of the tribes of Israel, and the LORD anointed thee king over Israel? و سموئیل وی را گفت: «امروز خداوند سلطنت اسرائیل رااز تو پاره کرده، آن را به همسایه ات که از تو بهتراست، داده است. bible_en_fa And the LORD sent thee on a journey, and said, Go and utterly destroy the sinners the Amalekites, and fight against them until they be consumed. و نیز جلال اسرائیل دروغ نمی گوید، و تغییر به اراده خود نمی دهد زیرا اوانسان نیست که به اراده خود تغییر دهد.» bible_en_fa Wherefore then didst thou not obey the voice of the LORD, but didst fly upon the spoil, and didst evil in the sight of the LORD? گفت: «گناه کرده‌ام، حال تمنا اینکه مرا به حضورمشایخ قومم و به حضور اسرائیل محترم داری وهمراه من برگردی تا یهوه خدایت را عبادت نمایم.» bible_en_fa And Saul said unto Samuel, Yea, I have obeyed the voice of the LORD, and have gone the way which the LORD sent me, and have brought Agag the king of Amalek, and have utterly destroyed the Amalekites. پس سموئیل در عقب شاول برگشت، و شاول خداوند را عبادت نمود. bible_en_fa But the people took of the spoil, sheep and oxen, the chief of the things which should have been utterly destroyed, to sacrifice unto the LORD thy God in Gilgal. و سموئیل گفت: «اجاج پادشاه عمالیق رانزد من بیاورید.» و اجاج به خرمی نزد او آمد واجاج گفت: «به درستی که تلخی موت گذشته است.» bible_en_fa And Samuel said, Hath the LORD as great delight in burnt offerings and sacrifices, as in obeying the voice of the LORD? Behold, to obey is better than sacrifice, and to hearken than the fat of rams. و سموئیل گفت: «چنانکه شمشیر توزنان را بی‌اولاد کرده است، همچنین مادر تو ازمیان زنان، بی‌اولاد خواهد شد.» و سموئیل اجاج را به حضور خداوند در جلجال پاره پاره کرد. bible_en_fa For rebellion is as the sin of witchcraft, and stubbornness is as iniquity and idolatry. Because thou hast rejected the word of the LORD, he hath also rejected thee from being king. و سموئیل به رامه رفت و شاول به خانه خود به جبعه شاول برآمد.و سموئیل برای دیدن شاول تا روز وفاتش دیگر نیامد. اماسموئیل برای شاول ماتم می‌گرفت، و خداوندپشیمان شده بود که شاول را بر اسرائیل پادشاه ساخته بود. bible_en_fa And Saul said unto Samuel, I have sinned: for I have transgressed the commandment of the LORD, and thy words: because I feared the people, and obeyed their voice. و سموئیل برای دیدن شاول تا روز وفاتش دیگر نیامد. اماسموئیل برای شاول ماتم می‌گرفت، و خداوندپشیمان شده بود که شاول را بر اسرائیل پادشاه ساخته بود. bible_en_fa Now therefore, I pray thee, pardon my sin, and turn again with me, that I may worship the LORD. و خداوند به سموئیل گفت: «تا به کی توبرای شاول ماتم می‌گیری چونکه من اورا از سلطنت نمودن بر اسرائیل رد نمودم. پس حقه خود را از روغن پر کرده، بیا تا تو را نزد یسای بیت لحمی بفرستم، زیرا که از پسرانش پادشاهی برای خود تعیین نموده‌ام.» bible_en_fa And Samuel said unto Saul, I will not return with thee: for thou hast rejected the word of the LORD, and the LORD hath rejected thee from being king over Israel. سموئیل گفت: «چگونه بروم. اگر شاول بشنود مرا خواهدکشت.» خداوند گفت: «گوساله‌ای همراه خود ببرو بگو که به جهت گذرانیدن قربانی برای خداوندآمده‌ام. bible_en_fa And as Samuel turned about to go away, he laid hold upon the skirt of his mantle, and it rent. و یسا را به قربانی دعوت نما، و من تو رااعلام می‌نمایم که چه باید بکنی، و کسی را که به تو امر نمایم برای من مسح نما.» bible_en_fa And Samuel said unto him, The LORD hath rent the kingdom of Israel from thee this day, and hath given it to a neighbour of thine, that is better than thou. و سموئیل آنچه را که خداوند به او گفته بود بجا آورده، به بیت لحم آمد، و مشایخ شهر لرزان شده، به استقبال او آمدند، و گفتند: «آیا با سلامتی می‌آیی؟» bible_en_fa And also the Strength of Israel will not lie nor repent: for he is not a man, that he should repent. گفت: «با سلامتی به جهت قربانی گذرانیدن برای خداوند آمده‌ام، پس خود را تقدیس نموده، همراه من به قربانی بیایید.» و اویسا و پسرانش را تقدیس نموده، ایشان را به قربانی دعوت نمود. bible_en_fa Then he said, I have sinned: yet honour me now, I pray thee, before the elders of my people, and before Israel, and turn again with me, that I may worship the LORD thy God. و واقع شد که چون آمدند بر الیاب نظرانداخته، گفت: «یقین مسیح خداوند به حضوروی است.» bible_en_fa So Samuel turned again after Saul; and Saul worshipped the LORD. اما خداوند به سموئیل گفت: «به چهره‌اش و بلندی قامتش نظر منما زیرا او را ردکرده‌ام، چونکه خداوند مثل انسان نمی نگرد، زیرا که انسان به ظاهر می‌نگرد و خداوند به دل می‌نگرد.» bible_en_fa Then said Samuel, Bring ye hither to me Agag the king of the Amalekites. And Agag came unto him delicately. And Agag said, Surely the bitterness of death is past. و یسا ابیناداب را خوانده، او را ازحضور سموئیل گذرانید، و او گفت: «خداوند این را نیز برنگزیده است.» bible_en_fa And Samuel said, As thy sword hath made women childless, so shall thy mother be childless among women. And Samuel hewed Agag in pieces before the LORD in Gilgal. و یسا شماه را گذرانید واو گفت: «خداوند این را نیز برنگزیده است.» bible_en_fa Then Samuel went to Ramah; and Saul went up to his house to Gibeah of Saul. ویسا هفت پسر خود را از حضور سموئیل گذرانیدو سموئیل به یسا گفت: «خداوند اینها رابرنگزیده است.» bible_en_fa And Samuel came no more to see Saul until the day of his death: nevertheless Samuel mourned for Saul: and the LORD repented that he had made Saul king over Israel. و سموئیل به یسا گفت: «آیا پسرانت تمام شدند.» گفت: «کوچکتر هنوز باقی است و اینک او گله را می‌چراند.» و سموئیل به یسا گفت: «بفرست و او را بیاور، زیرا که تا او به اینجا نیایدنخواهیم نشست.» bible_en_fa And the LORD said unto Samuel, How long wilt thou mourn for Saul, seeing I have rejected him from reigning over Israel? fill thine horn with oil, and go, I will send thee to Jesse the Bethlehemite: for I have provided me a king among his sons. پس فرستاده، او را آورد، واو سرخ رو و نیکوچشم و خوش منظر بود. وخداوند گفت: «برخاسته، او را مسح کن زیرا که همین است.» bible_en_fa And Samuel said, How can I go? if Saul hear it, he Will kill me. And the LORD said, Take an heifer with thee, and say, I am come to sacrifice to the LORD. پس سموئیل حقه روغن راگرفته، او را در میان برادرانش مسح نمود، و از آن روز به بعد روح خداوند بر داود مستولی شد، وسموئیل برخاسته، به رامه رفت. bible_en_fa And call Jesse to the sacrifice, and I will shew thee what thou shalt do: and thou shalt anoint unto me him whom I name unto thee. و روح خداوند از شاول دور شد، و روح بداز جانب خداوند او را مضطرب می‌ساخت. bible_en_fa And Samuel did that which the LORD spake, and came to Bethlehem. And the elders of the town trembled at his coming, and said, Comest thou peaceably? وبندگان شاول وی را گفتند: «اینک روح بد از جانب خدا تو را مضطرب می‌سازد. bible_en_fa And he said, Peaceably: I am come to sacrifice unto the LORD: sanctify yourselves, and come with me to the sacrifice. And he sanctified Jesse and his sons, and called them to the sacrifice. پس آقای ما بندگان خود را که به حضورت هستند امرفرماید تا کسی را که بر بربط نواختن ماهر باشدبجویند، و چون روح بد از جانب خدا بر تو بیایدبه‌دست خود بنوازد، و تو را نیکو خواهد شد.» bible_en_fa And it came to pass, when they were come, that he looked on Eliab, and said, Surely the LORD's anointed is before him. و شاول به بندگان خود گفت: «الان کسی را که به نواختن ماهر باشد برای من پیدا کرده، نزد من بیاورید.» bible_en_fa But the LORD said unto Samuel, Look not on his countenance, or on the height of his stature; because I have refused him: for the LORD seeth not as man seeth; for man looketh on the outward appearance, but the LORD looketh on the heart. و یکی از خادمانش در جواب وی گفت: «اینک پسر یسای بیت لحمی را دیدم که به نواختن ماهر و صاحب شجاعت و مرد جنگ آزموده و فصیح زبان و شخص نیکو صورت است و خداوند با وی می‌باشد.» bible_en_fa Then Jesse called Abinadab, and made him pass before Samuel. And he said, Neither hath the LORD chosen this. پس شاول قاصدان نزد یسا فرستاده، گفت: «پسرت داود را که با گوسفندان است، نزد من بفرست.» bible_en_fa Then Jesse made Shammah to pass by. And he said, Neither hath the LORD chosen this. آنگاه یسا یک بار الاغ از نان و یک مشگ شراب و یک بزغاله گرفته، به‌دست پسرخود داود نزد شاول فرستاد. bible_en_fa Again, Jesse made seven of his sons to pass before Samuel. And Samuel said unto Jesse, The LORD hath not chosen these. و داود نزد شاول آمده، به حضور وی ایستاد و او وی را بسیاردوست داشت و سلاحدار او شد. bible_en_fa And Samuel said unto Jesse, Are here all thy children? And he said, There remaineth yet the youngest, and, behold, he keepeth the sheep. And Samuel said unto Jesse, Send and fetch him: for we will not sit down till he come hither. و شاول نزدیسا فرستاده، گفت: «داود نزد من بماند زیرا که به نظرم پسند آمد.»و واقع می‌شد هنگامی که روح بد از جانب خدا بر شاول می‌آمد که داودبربط گرفته، به‌دست خود می‌نواخت، و شاول راراحت و صحت حاصل می‌شد و روح بد از اومی رفت. bible_en_fa And he sent, and brought him in. Now he was ruddy, and withal of a beautiful countenance, and goodly to look to. And the LORD said, Arise, anoint him: for this is he. و واقع می‌شد هنگامی که روح بد از جانب خدا بر شاول می‌آمد که داودبربط گرفته، به‌دست خود می‌نواخت، و شاول راراحت و صحت حاصل می‌شد و روح بد از اومی رفت. bible_en_fa Then Samuel took the horn of oil, and anointed him in the midst of his brethren: and the Spirit of the LORD came upon David from that day forward. So Samuel rose up, and went to Ramah. و فلسطینیان لشکر خود را برای جنگ جمع نموده، در سوکوه که در یهودیه است، جمع شدند، و در میان سوکوه و عزیقه درافس دمیم اردو زدند. bible_en_fa But the Spirit of the LORD departed from Saul, and an evil spirit from the LORD troubled him. و شاول و مردان اسرائیل جمع شده، در دره ایلاه اردو زده، به مقابله فلسطینیان صف آرایی کردند. bible_en_fa And Saul's servants said unto him, Behold now, an evil spirit from God troubleth thee. و فلسطینیان برکوه از یک طرف ایستادند، و اسرائیلیان بر کوه به طرف دیگر ایستادند، و دره در میان ایشان بود. bible_en_fa Let our lord now command thy servants, which are before thee, to seek out a man, who is a cunning player on an harp: and it shall come to pass, when the evil spirit from God is upon thee, that he shall play with his hand, and thou shalt be well. و از اردوی فلسطینیان مرد مبارزی مسمی به جلیات که از شهر جت بود بیرون آمد، و قدش شش ذراع و یک وجب بود. bible_en_fa And Saul said unto his servants, Provide me now a man that can play well, and bring him to me. و بر سر خود، خودبرنجینی داشت و به زره فلسی ملبس بود، و وزن زره‌اش پنج هزار مثقال برنج بود. bible_en_fa Then answered one of the servants, and said, Behold, I have seen a son of Jesse the Bethlehemite, that is cunning in playing, and a mighty valiant man, and a man of war, and prudent in matters, and a comely person, and the LORD is with him. و بر ساقهایش ساق بندهای برنجین و در میان کتفهایش مزراق برنجین بود. bible_en_fa Wherefore Saul sent messengers unto Jesse, and said, Send me David thy son, which is with the sheep. و چوب نیزه‌اش مثل نوردجولاهگان و سرنیزه‌اش ششصد مثقال آهن بود، و سپردارش پیش او می‌رفت. bible_en_fa And Jesse took an ass laden with bread, and a bottle of wine, and a kid, and sent them by David his son unto Saul. و او ایستاده، افواج اسرائیل را صدا زد و به ایشان گفت: «چرابیرون آمده، صف آرایی نمودید؟ آیا من فلسطینی نیستم و شما بندگان شاول؟ برای خودشخصی برگزینید تا نزد من درآید. bible_en_fa And David came to Saul, and stood before him: and he loved him greatly; and he became his armourbearer. اگر او بتواندبا من جنگ کرده، مرا بکشد، ما بندگان شماخواهیم شد، و اگر من بر او غالب آمده، او رابکشم شما بندگان ما شده، ما را بندگی خواهیدنمود.» bible_en_fa And Saul sent to Jesse, saying, Let David, I pray thee, stand before me; for he hath found favour in my sight. و فلسطینی گفت: «من امروز فوجهای اسرائیل را به ننگ می‌آورم، شخصی به من بدهیدتا با هم جنگ نماییم.» bible_en_fa And it came to pass, when the evil spirit from God was upon Saul, that David took an harp, and played with his hand: so Saul was refreshed, and was well, and the evil spirit departed from him. و چون شاول و جمیع اسرائیلیان این سخنان فلسطینی را شنیدندهراسان شده، بسیار بترسیدند. bible_en_fa Now the Philistines gathered together their armies to battle, and were gathered together at Shochoh, which belongeth to Judah, and pitched between Shochoh and Azekah, in Ephes-dammim. و داود پسر آن مرد افراتی بیت لحم یهودابود که یسا نام داشت، و او را هشت پسر بود، و آن مرد در ایام شاول در میان مردمان پیر و سالخورده بود. bible_en_fa And Saul and the men of Israel were gathered together, and pitched by the valley of Elah, and set the battle in array against the Philistines. و سه پسر بزرگ یسا روانه شده، در عقب شاول به جنگ رفتند و اسم سه پسرش که به جنگ رفته بودند: نخست زاده‌اش الیاب و دومش ابیناداب و سوم شماه بود. bible_en_fa And the Philistines stood on a mountain on the one side, and Israel stood on a mountain on the other side: and there was a valley between them. و داود کوچکتر بودو آن سه بزرگ در عقب شاول رفته بودند. bible_en_fa And there went out a champion out of the camp of the Philistines, named Goliath, of Gath, whose height was six cubits and a span. و داود از نزد شاول آمد و رفت می‌کرد تا گوسفندان پدر خود را در بیت لحم بچراند. bible_en_fa And he had an helmet of brass upon his head, and he was armed with a coat of mail; and the weight of the coat was five thousand shekels of brass. و آن فلسطینی صبح و شام می‌آمد و چهل روز خود راظاهر می‌ساخت. bible_en_fa And he had greaves of brass upon his legs, and a target of brass between his shoulders. و یسا به پسر خود داود گفت: «الان به جهت برادرانت یک ایفه از این غله برشته و این ده قرص نان را بگیر و به اردو نزد برادرانت بشتاب. bible_en_fa And the staff of his spear was like a weaver's beam; and his spear's head weighed six hundred shekels of iron: and one bearing a shield went before him. و این ده قطعه پنیر را برای سردار هزاره ایشان ببر و از سلامتی برادرانت بپرس و از ایشان نشانی‌ای بگیر.» bible_en_fa And he stood and cried unto the armies of Israel, and said unto them, Why are ye come out to set your battle in array? am not I a Philistine, and ye servants to Saul? choose you a man for you, and let him come down to me. و شاول و آنها و جمیع مردان اسرائیل دردره ایلاه بودند و با فلسطینیان جنگ می‌کردند. bible_en_fa If he be able to fight with me, and to kill me, then will we be your servants: but if I prevail against him, and kill him, then shall ye be our servants, and serve us. پس داود بامدادان برخاسته، گله را به‌دست چوپان واگذاشت و برداشته، چنانکه یسا او را امرفرموده بود برفت، و به سنگر اردو رسید وقتی که لشکر به میدان بیرون رفته، برای جنگ نعره می‌زدند. bible_en_fa And the Philistine said, I defy the armies of Israel this day; give me a man, that we may fight together. و اسرائیلیان و فلسطینیان لشکر به مقابل لشکر صف آرایی کردند. bible_en_fa When Saul and all Israel heard those words of the Philistine, they were dismayed, and greatly afraid. و داود اسبابی را که داشت به‌دست نگاهبان اسباب سپرد و به سوی لشکر دویده، آمد و سلامتی برادران خودرا بپرسید. bible_en_fa Now David was the son of that Ephrathite of Bethlehemjudah, whose name was Jesse; and he had eight sons: and the man went among men for an old man in the days of Saul. و چون با ایشان گفتگو می‌کرد اینک آن مرد مبارز فلسطینی جتی که اسمش جلیات بود از لشکر فلسطینیان برآمده، مثل پیش سخن گفت و داود شنید. bible_en_fa And the three eldest sons of Jesse went and followed Saul to the battle: and the names of his three sons that went to the battle were Eliab the firstborn, and next unto him Abinadab, and the third Shammah. و جمیع مردان اسرائیل چون آن مرد رادیدند، از حضورش فرار کرده، بسیار ترسیدند. bible_en_fa And David was the youngest: and the three eldest followed Saul. و مردان اسرائیل گفتند: «آیا این مرد را که برمی آید، دیدید؟ یقین برای به ننگ‌آوردن اسرائیل برمی آید و هر‌که او را بکشد، پادشاه اورا از مال فراوان دولتمند سازد، و دختر خود را به او دهد، و خانه پدرش را در اسرائیل آزاد خواهدساخت.» bible_en_fa But David went and returned from Saul to feed his father's sheep at Bethlehem. و داود کسانی را که نزد او ایستاده بودند خطاب کرده، گفت: «به شخصی که این فلسطینی را بکشد و این ننگ را از اسرائیل برداردچه خواهد شد؟ زیرا که این فلسطینی نامختون کیست که لشکرهای خدای حی را به ننگ‌آورد؟» bible_en_fa And the Philistine drew near morning and evening, and presented himself forty days. و قوم او را به همین سخنان خطاب کرده، گفتند: «به شخصی که او را بکشد، چنین خواهد شد.» bible_en_fa And Jesse said unto David his son, Take now for thy brethren an ephah of this parched corn, and these ten loaves, and run to the camp to thy brethren; و چون با مردمان سخن می‌گفتند برادربزرگش الیاب شنید و خشم الیاب بر داودافروخته شده، گفت: «برای چه اینجا آمدی و آن گله قلیل را در بیابان نزد که گذاشتی؟ من تکبر وشرارت دل تو را می‌دانم زیرا برای دیدن جنگ آمده‌ای.» bible_en_fa And carry these ten cheeses unto the captain of their thousand, and look how thy brethren fare, and take their pledge. داود گفت: «الان چه کردم آیا سببی نیست؟» bible_en_fa Now Saul, and they, and all the men of Israel, were in the valley of Elah, fighting with the Philistines. پس از وی به طرف دیگری روگردانیده، به همین طور گفت و مردمان او را مثل پیشتر جواب دادند. bible_en_fa And David rose up early in the morning, and left the sheep with a keeper, and took, and went, as Jesse had commanded him; and he came to the trench, as the host was going forth to the fight, and shouted for the battle. و چون سخنانی که داود گفت، مسموع شد، شاول را مخبر ساختند و او وی را طلبید. bible_en_fa For Israel and the Philistines had put the battle in array, army against army. و داود به شاول گفت: «دل کسی به‌سبب اونیفتد. بنده ات می‌رود و با این فلسطینی جنگ می‌کند.» bible_en_fa And David left his carriage in the hand of the keeper of the carriage, and ran into the army, and came and saluted his brethren. شاول به داود گفت: «تو نمی توانی به مقابل این فلسطینی بروی تا با وی جنگ نمایی زیرا که تو جوان هستی و او از جوانیش مردجنگی بوده است.» bible_en_fa And as he talked with them, behold, there came up the champion, the Philistine of Gath, Goliath by name, out of the armies of the Philistines, and spake according to the same words: and David heard them. داود به شاول گفت: «بنده ات گله پدر خود را می‌چراند که شیر وخرسی آمده، بره‌ای از گله ربودند. bible_en_fa And all the men of Israel, when they saw the man, fled from him, and were sore afraid. و من آن راتعاقب نموده، کشتم و از دهانش رهانیدم و چون به طرف من بلند شد، ریش او را گرفته، او را زدم وکشتم. bible_en_fa And the men of Israel said, Have ye seen this man that is come up? surely to defy Israel is he come up: and it shall be, that the man who killeth him, the king will enrich him with great riches, and will give him his daughter, and make his father's house free in Israel. بنده ات هم شیر و هم خرس را کشت، واین فلسطینی نامختون مثل یکی از آنها خواهدبود، چونکه لشکرهای خدای حی را به تنگ آورده است. bible_en_fa And David spake to the men that stood by him, saying, What shall be done to the man that killeth this Philistine, and taketh away the reproach from Israel? for who is this uncircumcised Philistine, that he should defy the armies of the living God? و داود گفت: خداوند که مرا از چنگ شیر و از چنگ خرس رهانید، مرا از دست این فلسطینی خواهد رهانید.» و شاول به داودگفت: «برو و خداوند با تو باد.» bible_en_fa And the people answered him after this manner, saying, So shall it be done to the man that killeth him. و شاول لباس خود را به داود پوشانید وخود برنجینی بر سرش نهاد و زره‌ای به اوپوشانید. bible_en_fa And Eliab his eldest brother heard when he spake unto the men; and Eliab's anger was kindled against David, and he said, Why camest thou down hither? and with whom hast thou left those few sheep in the wilderness? I know thy pride, and the naughtiness of thine heart; for thou art come down that thou mightest see the battle. و داود شمشیرش را بر لباس خودبست و می‌خواست که برود زیرا که آنها رانیازموده بود و داود به شاول گفت: «با اینهانمی توانم رفت چونکه نیازموده‌ام.» پس داود آنهارا از بر خود بیرون آورد. bible_en_fa And David said, What have I now done? Is there not a cause? و چوب دستی خودرا به‌دست گرفته، پنج سنگ مالیده، از نهر سواکرد، و آنها را در کیسه شبانی که داشت، یعنی درانبان خود گذاشت و فلاخنش را به‌دست گرفته، به آن فلسطینی نزدیک شد. bible_en_fa And he turned from him toward another, and spake after the same manner: and the people answered him again after the former manner. و آن فلسطینی همی آمد تا به داود نزدیک شد و مردی که سپرش را برمی داشت پیش رویش می‌آمد. bible_en_fa And when the words were heard which David spake, they rehearsed them before Saul: and he sent for him. و فلسطینی نظر افکنده، داودرا دید و او را حقیر شمرد زیرا جوانی خوشرو ونیکومنظر بود. bible_en_fa And David said to Saul, Let no man's heart fail because of him; thy servant will go and fight with this Philistine. و فلسطینی به داود گفت: «آیامن سگ هستم که با چوب دستی نزد من می‌آیی؟» و فلسطینی داود را به خدایان خود لعنت کرد. bible_en_fa And Saul said to David, Thou art not able to go against this Philistine to fight with him: for thou art but a youth, and he a man of war from his youth. و فلسطینی به داود گفت: «نزد من بیا تا گوشت تو را به مرغان هوا و درندگان صحرا بدهم.» bible_en_fa And David said unto Saul, Thy servant kept his father's sheep, and there came a lion, and a bear, and took a lamb out of the flock: داود به فلسطینی گفت: «تو با شمشیر و نیزه و مزراق نزد من می‌آیی اما من به اسم یهوه صبایوت، خدای لشکرهای اسرائیل که او را به ننگ‌آورده‌ای نزد تو می‌آیم. bible_en_fa And I went out after him, and smote him, and delivered it out of his mouth: and when he arose against me, I caught him by his beard, and smote him, and slew him. و خداوند امروزتو را به‌دست من تسلیم خواهد کرد و تو را زده، سر تو را از تنت جدا خواهم کرد، و لاشه های لشکر فلسطینیان را امروز به مرغان هوا و درندگان زمین خواهم داد تا تمامی زمین بدانند که دراسرائیل خدایی هست. bible_en_fa Thy servant slew both the lion and the bear: and this uncircumcised Philistine shall be as one of them, seeing he hath defied the armies of the living God. و تمامی این جماعت خواهند دانست که خداوند به شمشیر و نیزه خلاصی نمی دهد زیرا که جنگ از آن خداونداست و او شما را به‌دست ما خواهد داد.» bible_en_fa David said moreover, The LORD that delivered me out of the paw of the lion, and out of the paw of the bear, he will deliver me out of the hand of this Philistine. And Saul said unto David, Go, and the LORD be with thee. و چون فلسطینی برخاسته، پیش آمد و به مقابله داود نزدیک شد، داود شتافته، به مقابله فلسطینی به سوی لشکر دوید. bible_en_fa And Saul armed David with his armour, and he put an helmet of brass upon his head; also he armed him with a coat of mail. و داود دست خود را به کیسه‌اش برد و سنگی از آن گرفته، ازفلاخن انداخت و به پیشانی فلسطینی زد، و سنگ به پیشانی او فرو رفت که بر روی خود بر زمین افتاد. bible_en_fa And David girded his sword upon his armour, and he assayed to go; for he had not proved it. And David said unto Saul, I cannot go with these; for I have not proved them. And David put them off him. پس داود بر فلسطینی با فلاخن و سنگ غالب آمده، فلسطینی را زد و کشت و در دست داود شمشیری نبود. bible_en_fa And he took his staff in his hand, and chose him five smooth stones out of the brook, and put them in a shepherd's bag which he had, even in a scrip; and his sling was in his hand: and he drew near to the Philistine. و داود دویده، بر آن فلسطینی‌ایستاد، و شمشیر او را گرفته، ازغلافش کشید و او را کشته، سرش را با آن از تنش جدا کرد، و چون فلسطینیان، مبارز خود را کشته دیدند، گریختند. bible_en_fa And the Philistine came on and drew near unto David; and the man that bare the shield went before him. و مردان اسرائیل و یهودابرخاستند و نعره زده، فلسطینیان را تا جت و تادروازه های عقرون تعاقب نمودند و مجروحان فلسطینیان به راه شعریم تا به جت و عقرون افتادند. bible_en_fa And when the Philistine looked about, and saw David, he disdained him: for he was but a youth, and ruddy, and of a fair countenance. و بنی‌اسرائیل از تعاقب نمودن فلسطینیان برگشتند و اردوی ایشان را غارت نمودند. bible_en_fa And the Philistine said unto David, Am I a dog, that thou comest to me with staves? And the Philistine cursed David by his gods. و داود سر فلسطینی را گرفته، به اورشلیم آورد اما اسلحه او را در خیمه خودگذاشت. bible_en_fa And the Philistine said to David, Come to me, and I will give thy flesh unto the fowls of the air, and to the beasts of the field. و چون شاول داود را دید که به مقابله فلسطینی بیرون می‌رود، به‌سردار لشکرش ابنیرگفت: «ای ابنیر، این جوان پسر کیست؟» ابنیر گفت: «ای پادشاه به‌جان تو قسم که نمی دانم.» bible_en_fa Then said David to the Philistine, Thou comest to me with a sword, and with a spear, and with a shield: but I come to thee in the name of the LORD of hosts, the God of the armies of Israel, whom thou hast defied. پادشاه گفت: «بپرس که این جوان پسر کیست.» bible_en_fa This day will the LORD deliver thee into mine hand; and I will smite thee, and take thine head from thee; and I will give the carcases of the host of the Philistines this day unto the fowls of the air, and to the wild beasts of the earth; that all the earth may know that there is a God in Israel. و چون داود از کشتن فلسطینی برگشت، ابنیراو را گرفته، به حضور شاول آورد، و سر آن فلسطینی در دستش بود.و شاول وی را گفت: «ای جوان تو پسر کیستی؟» داود گفت: «پسربنده ات، یسای بیت لحمی، هستم.» bible_en_fa And all this assembly shall know that the LORD saveth not with sword and spear: for the battle is the LORD's, and he will give you into our hands. و شاول وی را گفت: «ای جوان تو پسر کیستی؟» داود گفت: «پسربنده ات، یسای بیت لحمی، هستم.» bible_en_fa And it came to pass, when the Philistine arose, and came and drew nigh to meet David, that David hasted, and ran toward the army to meet the Philistine. و واقع شد که چون از سخن‌گفتن باشاول فارغ شد، دل یوناتان بر دل داودچسبید، و یوناتان او را مثل جان خویش دوست داشت. bible_en_fa And David put his hand in his bag, and took thence a stone, and slang it, and smote the Philistine in his forehead, that the stone sunk into his forehead; and he fell upon his face to the earth. و در آن روز شاول وی را گرفته، نگذاشت که به خانه پدرش برگردد. bible_en_fa So David prevailed over the Philistine with a sling and with a stone, and smote the Philistine, and slew him; but there was no sword in the hand of David. و یوناتان باداود عهد بست چونکه او را مثل جان خوددوست داشته بود. bible_en_fa Therefore David ran, and stood upon the Philistine, and took his sword, and drew it out of the sheath thereof, and slew him, and cut off his head therewith. And when the Philistines saw their champion was dead, they fled. و یوناتان ردایی را که دربرش بود، بیرون کرده، آن را به داود داد و رخت خود حتی شمشیر و کمان و کمربند خویش رانیز. bible_en_fa And the men of Israel and of Judah arose, and shouted, and pursued the Philistines, until thou come to the valley, and to the gates of Ekron. And the wounded of the Philistines fell down by the way to Shaaraim, even unto Gath, and unto Ekron. و داود به هر جایی که شاول او را می‌فرستادبیرون می‌رفت، و عاقلانه حرکت می‌کرد و شاول او را بر مردان جنگی خود گماشت، و به نظرتمامی قوم و به نظر خادمان شاول نیز مقبول افتاد. bible_en_fa And the children of Israel returned from chasing after the Philistines, and they spoiled their tents. و واقع شد هنگامی که داود از کشتن فلسطینی برمی گشت چون ایشان می‌آمدند که زنان از جمیع شهرهای اسرائیل با دفها و شادی وبا آلات موسیقی سرود و رقص‌کنان به استقبال شاول پادشاه بیرون آمدند. bible_en_fa And David took the head of the Philistine, and brought it to Jerusalem; but he put his armour in his tent. و زنان لهو و لعب کرده، به یکدیگر می‌سراییدند و می‌گفتند: «شاول هزاران خود را و داود ده هزاران خود را کشته است.» bible_en_fa And when Saul saw David go forth against the Philistine, he said unto Abner, the captain of the host, Abner, whose son is this youth? And Abner said, As thy soul liveth, O king, I cannot tell. و شاول بسیار غضبناک شد، و این سخن در نظرش ناپسند آمده، گفت: «به داود ده هزاران دادند و به من هزاران دادند، پس غیر از سلطنت برایش چه باقی است.» bible_en_fa And the king said, Inquire thou whose son the stripling is. و از آن روز به بعد شاول بر داود به چشم بد می‌نگریست. bible_en_fa And as David returned from the slaughter of the Philistine, Abner took him, and brought him before Saul with the head of the Philistine in his hand. و در فردای آن روز روح بد از جانب خدا برشاول آمده، در میان خانه شوریده احوال گردید. و داود مثل هر روز به‌دست خود می‌نواخت ومزراقی در دست شاول بود. bible_en_fa And Saul said to him, Whose son art thou, thou young man? And David answered, I am the son of thy servant Jesse the Bethlehemite. و شاول مزراق راانداخته، گفت: داود را تا به دیوار خواهم زد، اماداود دو مرتبه از حضورش خویشتن را به کنارکشید. bible_en_fa And it came to pass, when he had made an end of speaking unto Saul, that the soul of Jonathan was knit with the soul of David, and Jonathan loved him as his own soul. و شاول از داود می‌ترسید زیرا خداوند با اوبود و از شاول دور شده. bible_en_fa And Saul took him that day, and would let him go no more home to his father's house. پس شاول وی را ازنزد خود دور کرد و او را سردار هزاره خود نصب نمود، و به حضور قوم خروج و دخول می‌کرد. bible_en_fa Then Jonathan and David made a covenant, because he loved him as his own soul. و داود در همه رفتار خود عاقلانه حرکت می‌نمود، و خداوند با وی می‌بود. bible_en_fa And Jonathan stripped himself of the robe that was upon him, and gave it to David, and his garments, even to his sword, and to his bow, and to his girdle. و چون شاول دید که او بسیار عاقلانه حرکت می‌کند به‌سبب او هراسان می‌بود. bible_en_fa And David went out whithersoever Saul sent him, and behaved himself wisely: and Saul set him over the men of war, and he was accepted in the sight of all the people, and also in the sight of Saul's servants. اما تمامی اسرائیل ویهودا داود را دوست می‌داشتند، زیرا که به حضور ایشان خروج و دخول می‌کرد. bible_en_fa And it came to pass as they came, when David was returned from the slaughter of the Philistine, that the women came out of all cities of Israel, singing and dancing, to meet king Saul, with tabrets, with joy, and with instruments of musick. و شاول به داود گفت: «اینک دختر بزرگ خود میرب را به تو به زنی می‌دهم. فقط برایم شجاع باش و در جنگهای خداوند بکوش، زیراشاول می‌گفت: «دست من بر او دراز نشود بلکه دست فلسطینیان.» bible_en_fa And the women answered one another as they played, and said, Saul hath slain his thousands, and David his ten thousands. و داود به شاول گفت: من کیستم و جان من و خاندان پدرم در اسرائیل چیست تا داماد پادشاه بشوم.» bible_en_fa And Saul was very wroth, and the saying displeased him; and he said, They have ascribed unto David ten thousands, and to me they have ascribed but thousands: and what can he have more but the kingdom? و در وقتی که میرب دختر شاول می‌بایست به داود داده شود اوبه عدریئیل محولاتی به زنی داده شد. bible_en_fa And Saul eyed David from that day and forward. و میکال، دختر شاول، داود را دوست می‌داشت، و چون شاول را خبر دادند این امر وی را پسند آمد. bible_en_fa And it came to pass on the morrow, that the evil spirit from God came upon Saul, and he prophesied in the midst of the house: and David played with his hand, as at other times: and there was a javelin in Saul's hand. و شاول گفت: «او را به وی می‌دهم تا برایش دام شود و دست فلسطینیان براو دراز شود.» پس شاول به داود بار دوم گفت: «امروز داماد من خواهی شد.» bible_en_fa And Saul cast the javelin; for he said, I will smite David even to the wall with it. And David avoided out of his presence twice. و شاول خادمان خود را فرمود که در خفا با داود متکلم شده، بگویید: «اینک پادشاه از تو راضی است وخادمانش تو را دوست می‌دارند؛ پس الان دامادپادشاه بشو.» bible_en_fa And Saul was afraid of David, because the LORD was with him, and was departed from Saul. پس خادمان شاول این سخنان را به سمع داود رسانیدند و داود گفت: «آیا در نظر شما دامادپادشاه شدن آسان است؟ و حال آنکه من مردمسکین و حقیرم.» bible_en_fa Therefore Saul removed him from him, and made him his captain over a thousand; and he went out and came in before the people. و خادمان شاول او را خبرداده، گفتند که داود به این طور سخن گفته است. bible_en_fa And David behaved himself wisely in all his ways; and the LORD was with him. و شاول گفت: «به داود چنین بگویید که پادشاه مهر نمی خواهد جز صد قلفه فلسطینیان تا ازدشمنان پادشاه انتقام کشیده شود.» و شاول فکرکرد که داود را به‌دست فلسطینیان به قتل رساند. bible_en_fa Wherefore when Saul saw that he behaved himself very wisely, he was afraid of him. پس خادمانش داود را از این امر خبر دادندو این سخن به نظر داود پسند آمد که داماد پادشاه بشود، و روزهای معین هنوز تمام نشده بود. bible_en_fa But all Israel and Judah loved David, because he went out and came in before them. پس داود برخاسته، با مردان خود رفت ودویست نفر از فلسطینیان را کشته، داود قلفه های ایشان را آورد و آنها را تمام نزد پادشاه گذاشتند، تا داماد پادشاه بشود. و شاول دختر خود میکال رابه وی به زنی داد. bible_en_fa And Saul said to David, Behold my elder daughter Merab, her will I give thee to wife: only be thou valiant for me, and fight the LORD's battles. For Saul said, Let not mine hand be upon him, but let the hand of the Philistines be upon him. و شاول دید و فهمید که خداوند با داود است. و میکال دختر شاول او رادوست می‌داشت. bible_en_fa And David said unto Saul, Who am I? and what is my life, or my father's family in Israel, that I should be son in law to the king? و شاول از داود باز بیشترترسید، و شاول همه اوقات دشمن داود بود.و بعد از آن سرداران فلسطینیان بیرون آمدند، و هر دفعه که بیرون می‌آمدند داود از جمیع خادمان شاول زیاده عاقلانه حرکت می‌کرد، و از این جهت اسمش بسیار شهرت یافت. bible_en_fa But it came to pass at the time when Merab Saul's daughter should have been given to David, that she was given unto Adriel the Meholathite to wife. و بعد از آن سرداران فلسطینیان بیرون آمدند، و هر دفعه که بیرون می‌آمدند داود از جمیع خادمان شاول زیاده عاقلانه حرکت می‌کرد، و از این جهت اسمش بسیار شهرت یافت. bible_en_fa And Michal Saul's daughter loved David: and they told Saul, and the thing pleased him. و شاول به پسر خود یوناتان و به جمیع خادمان خویش فرمود تا داود رابکشند. bible_en_fa And Saul said, I will give him her, that she may be a snare to him, and that the hand of the Philistines may be against him. Wherefore Saul said to David, Thou shalt this day be my son in law in the one of the twain. اما یوناتان پسر شاول به داود بسیار میل داشت، و یوناتان داود را خبر داده، گفت: «پدرم شاول قصد قتل تو دارد، پس الان تا بامدادان خویشتن را نگاهدار و در جایی مخفی مانده، خود را پنهان کن. bible_en_fa And Saul commanded his servants, saying, Commune with David secretly, and say, Behold, the king hath delight in thee, and all his servants love thee: now therefore be the king's son in law. و من بیرون آمده، به پهلوی پدرم در صحرایی که تو در آن می‌باشی خواهم ایستاد، و درباره تو با پدرم گفتگو خواهم کرد واگر چیزی ببینم تو را اطلاع خواهم داد.» bible_en_fa And Saul's servants spake those words in the ears of David. And David said, Seemeth it to you a light thing to be a king's son in law, seeing that I am a poor man, and lightly esteemed? و یوناتان درباره داود نزد پدر خود شاول به نیکویی سخن رانده، وی را گفت: «پادشاه بر بنده خود داود گناه نکند زیرا که او به تو گناه نکرده است بلکه اعمال وی برای تو بسیار نیکو بوده است. bible_en_fa And the servants of Saul told him, saying, On this manner spake David. و جان خویش را به‌دست خود نهاده، آن فلسطینی را کشت و خداوند نجات عظیمی به جهت تمامی اسرائیل نمود و تو آن را دیده، شادمان شدی؛ پس چرا به خون بی‌تقصیری گناه کرده، داود را بی‌سبب بکشی.» bible_en_fa And Saul said, Thus shall ye say to David, The king desireth not any dowry, but an hundred foreskins of the Philistines, to be avenged of the king's enemies. But Saul thought to make David fall by the hand of the Philistines. و شاول به سخن یوناتان گوش گرفت، و شاول قسم خورد که به حیات خداوند او کشته نخواهد شد. bible_en_fa And when his servants told David these words, it pleased David well to be the king's son in law: and the days were not expired. آنگاه یوناتان داود را خواند و یوناتان او را از همه این سخنان خبر داد و یوناتان داود را نزد شاول آورده، او مثل ایام سابق در حضور وی می‌بود. bible_en_fa Wherefore David arose and went, he and his men, and slew of the Philistines two hundred men; and David brought their foreskins, and they gave them in full tale to the king, that he might be the king's son in law. And Saul gave him Michal his daughter to wife. و باز جنگ واقع شده، داود بیرون رفت و بافلسطینیان جنگ کرده، ایشان را به کشتار عظیمی شکست داد و از حضور وی فرار کردند. bible_en_fa And Saul saw and knew that the LORD was with David, and that Michal Saul's daughter loved him. و روح بد از جانب خداوند بر شاول آمد و او در خانه خود نشسته، مزراق خویش را در دست داشت وداود به‌دست خود می‌نواخت. bible_en_fa And Saul was yet the more afraid of David; and Saul became David's enemy continually. و شاول خواست که داود را با مزراق خود تا به دیوار بزند، اما او از حضور شاول بگریخت و مزراق را به دیوار زد و داود فرار کرده، آن شب نجات یافت. bible_en_fa Then the princes of the Philistines went forth: and it came to pass, after they went forth, that David behaved himself more wisely than all the servants of Saul; so that his name was much set by. و شاول قاصدان به خانه داود فرستاد تا آن را نگاهبانی نمایند و در صبح او را بکشند. امامیکال، زن داود، او را خبر داده، گفت: «اگر امشب جان خود را خلاص نکنی، فردا کشته خواهی شد.» bible_en_fa And Saul spake to Jonathan his son, and to all his servants, that they should kill David. پس میکال داود را از پنجره فرو هشته، اوروانه شد و فرار کرده، نجات یافت. bible_en_fa But Jonathan Saul's son delighted much in David: and Jonathan told David, saying, Saul my father seeketh to kill thee: now therefore, I pray thee, take heed to thyself until the morning, and abide in a secret place, and hide thyself: اما میکال ترافیم را گرفته، آن را در بستر نهاد و بالینی از پشم بز زیر سرش نهاده، آن را با رخت پوشانید. bible_en_fa And I will go out and stand beside my father in the field where thou art, and I will commune with my father of thee; and what I see, that I will tell thee. وچون شاول قاصدان فرستاده تا داود را بگیرند، گفت بیمار است. bible_en_fa And Jonathan spake good of David unto Saul his father, and said unto him, Let not the king sin against his servant, against David; because he hath not sinned against thee, and because his works have been to theeward very good: پس شاول قاصدان را فرستادتا داود را ببینند و گفت: «او را بر بسترش نزد من بیاورید تا او را بکشم.» bible_en_fa For he did put his life in his hand, and slew the Philistine, and the LORD wrought a great salvation for all Israel: thou sawest it, and didst rejoice: wherefore then wilt thou sin against innocent blood, to slay David without a cause? و چون قاصدان داخل شدند، اینک ترافیم در بستر و بالین پشم بز زیرسرش بود. bible_en_fa And Saul hearkened unto the voice of Jonathan: and Saul sware, As the LORD liveth, he shall not be slain. و شاول به میکال گفت: «برای چه مرا چنین فریب دادی و دشمنم را رها کردی تانجات یابد.» و میکال شاول را جواب داد که او به من گفت: «مرا رها کن؛ برای چه تو را بکشم؟» bible_en_fa And Jonathan called David, and Jonathan shewed him all those things. And Jonathan brought David to Saul, and he was in his presence, as in times past. و داود فرار کرده، رهایی یافت و نزدسموئیل به رامه آمده، از هر‌آنچه شاول با وی کرده بود، او را مخبر ساخت، و او و سموئیل رفته، در نایوت ساکن شدند. bible_en_fa And there was war again: and David went out, and fought with the Philistines, and slew them with a great slaughter; and they fled from him. پس شاول را خبرداده، گفتند: «اینک داود در نایوت رامه است.» bible_en_fa And the evil spirit from the LORD was upon Saul, as he sat in his house with his javelin in his hand: and David played with his hand. و شاول قاصدان برای گرفتن داود فرستاد، وچون جماعت انبیا را دیدند که نبوت می‌کنند و سموئیل را که به پیشوایی ایشان ایستاده است، روح خدا بر قاصدان شاول آمده، ایشان نیز نبوت کردند. bible_en_fa And Saul sought to smite David even to the wall with the javelin; but he slipped away out of Saul's presence, and he smote the javelin into the wall: and David fled, and escaped that night. و چون شاول را خبر دادند قاصدان دیگر فرستاده، ایشان نیز نبوت کردند، و شاول بازقاصدان سوم فرستاده، ایشان نیز نبوت کردند. bible_en_fa Saul also sent messengers unto David's house, to watch him, and to slay him in the morning: and Michal David's wife told him, saying, If thou save not thy life to night, to morrow thou shalt be slain. پس خود او نیز به رامه رفت و چون به چاه بزرگ که نزد سیخوه است رسید، سوال کرده، گفت: «سموئیل و داود کجا می‌باشند؟» و کسی گفت: «اینک در نایوت رامه هستند.» bible_en_fa So Michal let David down through a window: and he went, and fled, and escaped. و به آنجابه نایوت رامه روانه شد و روح خدا بر او نیز آمد ودر حینی که می‌رفت نبوت می‌کرد تا به نایوت رامه رسید.و او نیز جامه خود را کنده، به حضور سموئیل نبوت می‌کرد و تمامی آن روز وتمامی آن شب برهنه افتاد، بنابراین گفتند: «آیاشاول نیز از‌جمله انبیاست؟» bible_en_fa And Michal took an image, and laid it in the bed, and put a pillow of goats' hair for his bolster, and covered it with a cloth. و او نیز جامه خود را کنده، به حضور سموئیل نبوت می‌کرد و تمامی آن روز وتمامی آن شب برهنه افتاد، بنابراین گفتند: «آیاشاول نیز از‌جمله انبیاست؟» bible_en_fa And when Saul sent messengers to take David, she said, He is sick. و داود از نایوت رامه فرار کرده، آمد وبه حضور یوناتان گفت: «چه کرده‌ام وعصیانم چیست و در نظر پدرت چه گناهی کرده‌ام که قصد جان من دارد؟» bible_en_fa And Saul sent the messengers again to see David, saying, Bring him up to me in the bed, that I may slay him. او وی را گفت: «حاشا! تو نخواهی مرد. اینک پدر من امری بزرگ وکوچک نخواهد کرد جز آنکه مرا اطلاع خواهدداد. پس چگونه پدرم این امر را از من مخفی بدارد؟ چنین نیست.» bible_en_fa And when the messengers were come in, behold, there was an image in the bed, with a pillow of goats' hair for his bolster. و داود نیز قسم خورده، گفت: «پدرت نیکومی داند که در نظر تو التفات یافته‌ام، و می‌گویدمبادا یوناتان این را بداند و غمگین شود، و لکن به حیات خداوند و به حیات تو که در میان من وموت یک قدم بیش نیست.» bible_en_fa And Saul said unto Michal, Why hast thou deceived me so, and sent away mine enemy, that he is escaped? And Michal answered Saul, He said unto me, Let me go; why should I kill thee? یوناتان به داود گفت: «هر‌چه دلت بخواهد آن را برای تو خواهم نمود.» bible_en_fa So David fled, and escaped, and came to Samuel to Ramah, and told him all that Saul had done to him. And he and Samuel went and dwelt in Naioth. داود به یوناتان گفت: «اینک فردا اول ماه است و من می‌باید با پادشاه به غذا بنشینم، پس مرا رخصت بده که تا شام سوم، خود را در صحراپنهان کنم. bible_en_fa And it was told Saul, saying, Behold, David is at Naioth in Ramah. اگر پدرت مرا مفقود بیند بگو داود ازمن بسیار التماس نمود که به شهر خود به بیت لحم بشتابد، زیرا که تمامی قبیله او را آنجا قربانی سالیانه است. bible_en_fa And Saul sent messengers to take David: and when they saw the company of the prophets prophesying, and Samuel standing as appointed over them, the Spirit of God was upon the messengers of Saul, and they also prophesied. اگر گوید که خوب، آنگاه بنده ات را سلامتی خواهد بود، و اما اگر بسیار غضبناک شود بدانکه او به بدی جازم شده است. bible_en_fa And when it was told Saul, he sent other messengers, and they prophesied likewise. And Saul sent messengers again the third time, and they prophesied also. پس بابنده خود احسان نما چونکه بنده خویش را باخودت به عهد خداوند در‌آوردی و اگر عصیان در من باشد، خودت مرا بکش زیرا برای چه مرانزد پدرت ببری.» bible_en_fa Then went he also to Ramah, and came to a great well that is in Sechu: and he asked and said, Where are Samuel and David? And one said, Behold, they be at Naioth in Ramah. یوناتان گفت: «حاشا از تو! زیرا اگرمی دانستم بدی از جانب پدرم جزم شده است که بر تو بیاید، آیا تو را از آن اطلاع نمی دادم؟» bible_en_fa And he went thither to Naioth in Ramah: and the Spirit of God was upon him also, and he went on, and prophesied, until he came to Naioth in Ramah. داود به یوناتان گفت: «اگر پدرت تو را به درشتی جواب دهد کیست که مرا مخبر سازد؟» bible_en_fa And he stripped off his clothes also, and prophesied before Samuel in like manner, and lay down naked all that day and all that night. Wherefore they say, Is Saul also among the prophets? یوناتان به داود گفت: «بیا تا به صحرا برویم.» وهر دوی ایشان به صحرا رفتند. bible_en_fa And David fled from Naioth in Ramah, and came and said before Jonathan, What have I done? what is mine iniquity? and what is my sin before thy father, that he seeketh my life? و یوناتان به داود گفت: «ای یهوه، خدای اسرائیل، چون فردا یا روز سوم پدر خود را مثل این وقت آزمودم و اینک اگر برای داود خیر باشد، اگر من نزد او نفرستم و وی را اطلاع ندهم، bible_en_fa And he said unto him, God forbid; thou shalt not die: behold, my father will do nothing either great or small, but that he will shew it me: and why should my father hide this thing from me? it is not so. خداوند به یوناتان مثل این بلکه زیاده از این عمل نماید، و اما اگر پدرم ضرر تو را صواب بیند، پس تو را اطلاع داده، رها خواهم نمود تا به سلامتی بروی و خداوند همراه تو باشد چنانکه همراه پدر من بود. bible_en_fa And David sware moreover, and said, Thy father certainly knoweth that I have found grace in thine eyes; and he saith, Let not Jonathan know this, lest he be grieved: but truly as the LORD liveth, and as thy soul liveth, there is but a step between me and death. و نه‌تنها مادام حیاتم، لطف خداوند را با من بجا آوری تا نمیرم، bible_en_fa Then said Jonathan unto David, Whatsoever thy soul desireth, I will even do it for thee. بلکه لطف خود را از خاندانم تا به ابد قطع ننمایی، هم دروقتی که خداوند دشمنان داود را جمیع از روی زمین منقطع ساخته باشد.» bible_en_fa And David said unto Jonathan, Behold, to morrow is the new moon, and I should not fail to sit with the king at meat: but let me go, that I may hide myself in the field unto the third day at even. پس یوناتان باخاندان داود عهد بست و گفت خداوند این را ازدشمنان داود مطالبه نماید. bible_en_fa If thy father at all miss me, then say, David earnestly asked leave of me that he might run to Bethlehem his city: for there is a yearly sacrifice there for all the family. و یوناتان بار دیگربه‌سبب محبتی که با او داشت داود را قسم دادزیرا که او را دوست می‌داشت چنانکه جان خودرا دوست می‌داشت. bible_en_fa If he say thus, It is well; thy servant shall have peace: but if he be very wroth, then be sure that evil is determined by him. و یوناتان او را گفت: «فردا اول ماه است وچونکه جای تو خالی می‌باشد، تو را مفقودخواهند یافت. bible_en_fa Therefore thou shalt deal kindly with thy servant; for thou hast brought thy servant into a covenant of the LORD with thee: notwithstanding, if there be in me iniquity, slay me thyself; for why shouldest thou bring me to thy father? و در روز سوم به زودی فرودشده، به‌جایی که خود را در آن در روز شغل پنهان کردی بیا و در جانب سنگ آزل بنشین. bible_en_fa And Jonathan said, Far be it from thee: for if I knew certainly that evil were determined by my father to come upon thee, then would not I tell it thee? ومن سه تیر به طرف آن خواهم‌انداخت که گویا به هدف می‌اندازم. bible_en_fa Then said David to Jonathan, Who shall tell me? or what if thy father answer thee roughly? و اینک خادم خود رافرستاده، خواهم گفت برو و تیرها را پیدا کن و اگربه خادم گویم: اینک تیرها از این طرف تو است. آنها را بگیر. آنگاه بیا زیرا که برای تو سلامتی است و به حیات خداوند تو را هیچ ضرری نخواهد بود. bible_en_fa And Jonathan said unto David, Come, and let us go out into the field. And they went out both of them into the field. اما اگر به خادم چنین بگویم که: اینک تیرها از آن طرف توست، آنگاه برو زیراخداوند تو را رها کرده است. bible_en_fa And Jonathan said unto David, O LORD God of Israel, when I have sounded my father about to morrow any time, or the third day, and, behold, if there be good toward David, and I then send not unto thee, and shew it thee; و اما آن کاری که من و تو درباره آن گفتگو کردیم اینک خداوند درمیان من و تو تا به ابد خواهد بود.» bible_en_fa The LORD do so and much more to Jonathan: but if it please my father to do thee evil, then I will shew it thee, and send thee away, that thou mayest go in peace: and the LORD be with thee, as he hath been with my father. پس داود خود را در صحرا پنهان کرد و چون اول ماه رسید، پادشاه برای غذا خوردن نشست. bible_en_fa And thou shalt not only while yet I live shew me the kindness of the LORD, that I die not: و پادشاه در جای خود بر‌حسب عادتش برمسند، نزد دیوار نشسته، و یوناتان ایستاده بود و ابنیر به پهلوی شاول نشسته، و جای داود خالی بود. bible_en_fa But also thou shalt not cut off thy kindness from my house for ever: no, not when the LORD hath cut off the enemies of David every one from the face of the earth. و شاول در آن روز هیچ نگفت زیرا گمان می‌برد: «چیزی بر او واقع شده، طاهر نیست. البته طاهر نیست!» bible_en_fa So Jonathan made a covenant with the house of David, saying, Let the LORD even require it at the hand of David's enemies. و در فردای اول ماه که روز دوم بود، جای داود نیز خالی بود. پس شاول به پسرخود یوناتان گفت: «چرا پسر یسا، هم دیروز و هم امروز به غذا نیامد؟» bible_en_fa And Jonathan caused David to swear again, because he loved him: for he loved him as he loved his own soul. یوناتان در جواب شاول گفت: «داود از من بسیار التماس نمود تا به بیت لحم برود. bible_en_fa Then Jonathan said to David, To morrow is the new moon: and thou shalt be missed, because thy seat will be empty. و گفت: تمنا اینکه مرا رخصت بدهی زیرا خاندان ما را در شهر قربانی است وبرادرم مرا امر فرموده است، پس اگر الان در نظرتو التفات یافتم، مرخص بشوم تا برادران خودراببینم. از این جهت به سفره پادشاه نیامده است.» bible_en_fa And when thou hast stayed three days, then thou shalt go down quickly, and come to the place where thou didst hide thyself when the business was in hand, and shalt remain by the stone Ezel. آنگاه خشم شاول بر یوناتان افروخته شده، او را گفت: «ای پسر زن کردنکش فتنه انگیز، آیانمی دانم که تو پسر یسا را به جهت افتضاح خود وافتضاح عورت مادرت اختیار کرده‌ای؟ bible_en_fa And I will shoot three arrows on the side thereof, as though I shot at a mark. زیرامادامی که پسر یسا بر روی زمین زنده باشد تو وسلطنت تو پایدار نخواهید ماند. پس الان بفرست و او را نزد من بیاور زیرا که البته خواهد مرد.» bible_en_fa And, behold, I will send a lad, saying, Go, find out the arrows. If I expressly say unto the lad, Behold, the arrows are on this side of thee, take them; then come thou: for there is peace to thee, and no hurt; as the LORD liveth. یوناتان پدر خود شاول را جواب داده، وی راگفت: «چرا بمیرد؟ چه کرده است؟» bible_en_fa But if I say thus unto the young man, Behold, the arrows are beyond thee; go thy way: for the LORD hath sent thee away. آنگاه شاول مزراق خود را به او انداخت تااو را بزند. پس یوناتان دانست که پدرش بر کشتن داود جازم است. bible_en_fa And as touching the matter which thou and I have spoken of, behold, the LORD be between thee and me for ever. و یوناتان به شدت خشم، ازسفره برخاست و در روز دوم ماه، طعام نخوردچونکه برای داود غمگین بود زیرا پدرش او راخجل ساخته بود. bible_en_fa So David hid himself in the field: and when the new moon was come, the king sat him down to eat meat. و بامدادان یوناتان در وقتی که با داود تعیین کرده بود به صحرا بیرون رفت و یک پسر کوچک همراهش بود. bible_en_fa And the king sat upon his seat, as at other times, even upon a seat by the wall: and Jonathan arose, and Abner sat by Saul's side, and David's place was empty. و به خادم خود گفت: «بدو وتیرها را که می‌اندازم پیدا کن.» و چون پسرمی دوید تیر را چنان انداخت که از او رد شد. bible_en_fa Nevertheless Saul spake not any thing that day: for he thought, Something hath befallen him, he is not clean; surely he is not clean. وچون پسر به مکان تیری که یوناتان انداخته بود، می‌رفت، یوناتان در عقب پسر آواز داده، گفت که: «آیا تیر به آن طرف تو نیست؟» bible_en_fa And it came to pass on the morrow, which was the second day of the month, that David's place was empty: and Saul said unto Jonathan his son, Wherefore cometh not the son of Jesse to meat, neither yesterday, nor to day? و یوناتان درعقب پسر آواز داد که بشتاب و تعجیل کن ودرنگ منما. پس خادم یوناتان تیرها را برداشته، نزد آقای خود برگشت. bible_en_fa And Jonathan answered Saul, David earnestly asked leave of me to go to Bethlehem: و پسر چیزی نفهمید. اما یوناتان و داود این امر را می‌دانستند. bible_en_fa And he said, Let me go, I pray thee; for our family hath a sacrifice in the city; and my brother, he hath commanded me to be there: and now, if I have found favour in thine eyes, let me get away, I pray thee, and see my brethren. Therefore he cometh not unto the king's table. ویوناتان اسلحه خود را به خادم خود داده، وی راگفت: «برو و آن را به شهر ببر.» bible_en_fa Then Saul's anger was kindled against Jonathan, and he said unto him, Thou son of the perverse rebellious woman, do not I know that thou hast chosen the son of Jesse to thine own confusion, and unto the confusion of thy mother's nakedness? و چون پسر رفته بود، داود از جانب جنوبی برخاست و بر روی خود بر زمین افتاده، سه مرتبه سجده کرد و یکدیگر را بوسیده، با هم گریه کردند تا داود از حد گذرانید.و یوناتان به داودگفت: «به سلامتی برو چونکه ما هر دو به نام خداوند قسم خورده، گفتیم که خداوند در میان من و تو و در میان ذریه من و ذریه تو تا به ابد باشد. پس برخاسته، برفت و یوناتان به شهر برگشت. bible_en_fa For as long as the son of Jesse liveth upon the ground, thou shalt not be established, nor thy kingdom. Wherefore now send and fetch him unto me, for he shall surely die. و یوناتان به داودگفت: «به سلامتی برو چونکه ما هر دو به نام خداوند قسم خورده، گفتیم که خداوند در میان من و تو و در میان ذریه من و ذریه تو تا به ابد باشد. پس برخاسته، برفت و یوناتان به شهر برگشت. bible_en_fa And Jonathan answered Saul his father, and said unto him, Wherefore shall he be slain? what hath he done? و داود به نوب نزد اخیملک کاهن رفت، و اخیملک لرزان شده، به استقبال داودآمده، گفت: «چرا تنها آمدی و کسی با تونیست؟» bible_en_fa And Saul cast a javelin at him to smite him: whereby Jonathan knew that it was determined of his father to slay David. داود به اخیملک کاهن گفت: «پادشاه مرا به‌کاری مامور فرمود و مرا گفت: از این کاری که تو را می‌فرستم و از آنچه به تو امر فرمودم کسی اطلاع نیابد، و خادمان را به فلان و فلان جا تعیین نمودم. bible_en_fa So Jonathan arose from the table in fierce anger, and did eat no meat the second day of the month: for he was grieved for David, because his father had done him shame. پس الان چه در دست داری، پنج قرص نان یا هر‌چه حاضر است به من بده.» bible_en_fa And it came to pass in the morning, that Jonathan went out into the field at the time appointed with David, and a little lad with him. کاهن در جواب داود گفت: «هیچ نان عام دردست من نیست، لیکن نان مقدس هست اگرخصوص خادمان، خویشتن را از زنان بازداشته باشند.» bible_en_fa And he said unto his lad, Run, find out now the arrows which I shoot. And as the lad ran, he shot an arrow beyond him. داود در جواب کاهن گفت: «به درستی که در این سه روز زنان از ما دور بوده‌اند و چون بیرون آمدم ظروف جوانان مقدس بود، و آن بطوری عام است خصوص چونکه امروز دیگری در ظرف مقدس شده است.» bible_en_fa And when the lad was come to the place of the arrow which Jonathan had shot, Jonathan cried after the lad, and said, Is not the arrow beyond thee? پس کاهن، نان مقدس را به او داد زیرا که در آنجا نانی نبود غیر ازنان تقدمه که از حضور خداوند برداشته شده بود، تا در روز برداشتنش نان گرم بگذارند. bible_en_fa And Jonathan cried after the lad, Make speed, haste, stay not. And Jonathan's lad gathered up the arrows, and came to his master. و در آن روز یکی از خادمان شاول که مسمی به دوآغ ادومی بود، به حضور خداوند اعتکاف داشت، و بزرگترین شبانان شاول بود. bible_en_fa But the lad knew not any thing: only Jonathan and David knew the matter. و داود به اخیملک گفت: «آیا اینجا دردستت نیزه یا شمشیر نیست زیرا که شمشیر وسلاح خویش را با خود نیاورده‌ام چونکه کارپادشاه به تعجیل بود.» bible_en_fa And Jonathan gave his artillery unto his lad, and said unto him, Go, carry them to the city. کاهن گفت: «اینک شمشیر جلیات فلسطینی که در دره ایلاه کشتی، در پشت ایفود به‌جامه ملفوف است. اگرمی خواهی آن را بگیری بگیر، زیرا غیر از آن دراینجا نیست.» داود گفت: «مثل آن، دیگری نیست. آن را به من بده.» bible_en_fa And as soon as the lad was gone, David arose out of a place toward the south, and fell on his face to the ground, and bowed himself three times: and they kissed one another, and wept one with another, until David exceeded. پس داود آن روز برخاسته، از حضورشاول فرار کرده، نزد اخیش، ملک جت آمد. bible_en_fa And Jonathan said to David, Go in peace, forasmuch as we have sworn both of us in the name of the LORD, saying, The LORD be between me and thee, and between my seed and thy seed for ever. And he arose and departed: and Jonathan went into the city. و خادمان اخیش او را گفتند: «آیا این داود، پادشاه زمین نیست؟ و آیا در باره او رقص‌کنان سرودخوانده، نگفتند که شاول هزاران خود را و داود ده هزاران خود را کشت؟» bible_en_fa Then came David to Nob to Ahimelech the priest: and Ahimelech was afraid at the meeting of David, and said unto him, Why art thou alone, and no man with thee? و داود این سخنان رادر دل خود جا داده، از اخیش، ملک جت بسیاربترسید. bible_en_fa And David said unto Ahimelech the priest, The king hath commanded me a business, and hath said unto me, Let no man know any thing of the business whereabout I send thee, and what I have commanded thee: and I have appointed my servants to such and such a place. و در نظر ایشان رفتار خود راتغییرداده، به حضور ایشان خویشتن را دیوانه نمود، وبر لنگه های در خط می‌کشید و آب دهنش را برریش خود می‌ریخت. bible_en_fa Now therefore what is under thine hand? give me five loaves of bread in mine hand, or what there is present. و اخیش به خادمان خود گفت: «اینک این شخص را می‌بینید که دیوانه است، او را چرا نزد من آوردید؟آیامحتاج به دیوانگان هستم که این شخص راآوردید تا نزد من دیوانگی کند؟ و آیا این شخص داخل خانه من بشود؟» bible_en_fa And the priest answered David, and said, There is no common bread under mine hand, but there is hallowed bread; if the young men have kept themselves at least from women. آیامحتاج به دیوانگان هستم که این شخص راآوردید تا نزد من دیوانگی کند؟ و آیا این شخص داخل خانه من بشود؟» bible_en_fa And David answered the priest, and said unto him, Of a truth women have been kept from us about these three days, since I came out, and the vessels of the young men are holy, and the bread is in a manner common, yea, though it were sanctified this day in the vessel. و داود از آنجا رفته، به مغاره عدلام فرارکرد و چون برادرانش و تمامی خاندان پدرش شنیدند، آنجا نزد او فرود آمدند. bible_en_fa So the priest gave him hallowed bread: for there was no bread there but the shewbread, that was taken from before the LORD, to put hot bread in the day when it was taken away. و هرکه در تنگی بود و هر قرض دار و هر‌که تلخی جان داشت، نزد او جمع آمدند، و بر ایشان سردار شدو تخمین چهار صد نفر با او بودند. bible_en_fa Now a certain man of the servants of Saul was there that day, detained before the LORD; and his name was Doeg, an Edomite, the chiefest of the herdmen that belonged to Saul. و داود از آنجا به مصفه موآب رفته، به پادشاه موآب گفت: «تمنا اینکه پدرم و مادرم نزد شمابیایند تا بدانم خدا برای من چه خواهد کرد.» bible_en_fa And David said unto Ahimelech, And is there not here under thine hand spear or sword? for I have neither brought my sword nor my weapons with me, because the king's business required haste. پس ایشان را نزد پادشاه موآب برد و تمامی روزهایی که داود در آن ملاذ بود، نزد او ساکن بودند. bible_en_fa And the priest said, The sword of Goliath the Philistine, whom thou slewest in the valley of Elah, behold, it is here wrapped in a cloth behind the ephod: if thou wilt take that, take it: for there is no other save that here. And David said, There is none like that; give it me. و جاد نبی به داود گفت که «در این ملاذدیگر توقف منما بلکه روانه شده، به زمین یهودا برو.» پس داود رفت و به جنگل حارث درآمد. bible_en_fa And David arose, and fled that day for fear of Saul, and went to Achish the king of Gath. و شاول شنید که داود و مردمانی که با وی بودند پیدا شده‌اند، و شاول در جبعه، زیر درخت بلوط در رامه نشسته بود، و نیزه‌اش در دستش، وجمیع خادمانش در اطراف او ایستاده بودند. bible_en_fa And the servants of Achish said unto him, Is not this David the king of the land? did they not sing one to another of him in dances, saying, Saul hath slain his thousands, and David his ten thousands? وشاول به خادمانی که در اطرافش ایستاده بودند، گفت: «حال‌ای بنیامینیان بشنوید! آیا پسر یسا به جمیع شما کشتزارها و تاکستانها خواهد داد و آیاهمگی شما را سردار هزاره‌ها و سردار صده هاخواهد ساخت؟ bible_en_fa And David laid up these words in his heart, and was sore afraid of Achish the king of Gath. که جمیع شما بر من فتنه انگیزشده، کسی مرا اطلاع ندهد که پسر من با پسر یساعهد بسته است و از شما کسی برای من غمگین نمی شود تا مرا خبر دهد که پسر من بنده مرابرانگیخته است تا در کمین بنشیند چنانکه امروزهست.» bible_en_fa And he changed his behaviour before them, and feigned himself mad in their hands, and scrabbled on the doors of the gate, and let his spittle fall down upon his beard. و دوآغ ادومی که با خادمان شاول ایستاده بود در جواب گفت: «پسر یسا را دیدم که به نوب نزد اخیملک بن اخیتوب درآمد. bible_en_fa Then said Achish unto his servants, Lo, ye see the man is mad: wherefore then have ye brought him to me? و او ازبرای وی از خداوند سوال نمود و توشه‌ای به اوداد و شمشیر جلیات فلسطینی را نیز به او داد.» bible_en_fa Have I need of mad men, that ye have brought this fellow to play the mad man in my presence? shall this fellow come into my house? پس پادشاه فرستاده، اخیملک بن اخیتوب کاهن و جمیع کاهنان خاندان پدرش را که در نوب بودند طلبید، و تمامی ایشان نزد پادشاه آمدند. bible_en_fa David therefore departed thence, and escaped to the cave Adullam: and when his brethren and all his father's house heard it, they went down thither to him. و شاول گفت: «ای پسر اخیتوب بشنو.» اوگفت: «لبیک‌ای آقایم!» bible_en_fa And every one that was in distress, and every one that was in debt, and every one that was discontented, gathered themselves unto him; and he became a captain over them: and there were with him about four hundred men. شاول به او گفت: «تو وپسر یسا چرا بر من فتنه انگیختید به اینکه به وی نان و شمشیر دادی و برای وی از خدا سوال نمودی تا به ضد من برخاسته، در کمین بنشیندچنانکه امروز شده است.» bible_en_fa And David went thence to Mizpeh of Moab: and he said unto the king of Moab, Let my father and my mother, I pray thee, come forth, and be with you, till I know what God will do for me. اخیملک در جواب پادشاه گفت: «کیست ازجمیع بندگانت که مثل داود امین باشد و او دامادپادشاه است و در مشورت شریک تو و در خانه تومکرم است. bible_en_fa And he brought them before the king of Moab: and they dwelt with him all the while that David was in the hold. آیا امروز به سوال نمودن از خدابرای او شروع کردم، حاشا از من. پادشاه این کار رابه بنده خود و به جمیع خاندان پدرم اسناد ندهدزیرا که بنده ات از این چیزها کم یا زیاد ندانسته بود.» bible_en_fa And the prophet Gad said unto David, Abide not in the hold; depart, and get thee into the land of Judah. Then David departed, and came into the forest of Hareth. پادشاه گفت: «ای اخیملک تو و تمامی خاندان پدرت البته خواهید مرد.» bible_en_fa When Saul heard that David was discovered, and the men that were with him, (now Saul abode in Gibeah under a tree in Ramah, having his spear in his hand, and all his servants were standing about him;) آنگاه پادشاه به شاطرانی که به حضورش ایستاده بودند، گفت: «برخاسته، کاهنان خداوندرا بکشید زیرا که دست ایشان نیز با داود است و بااینکه دانستند که او فرار می‌کند، مرا اطلاع ندادند.» اما خادمان پادشاه نخواستند که دست خود را دراز کرده، بر کاهنان خداوند هجوم آورند. bible_en_fa Then Saul said unto his servants that stood about him, Hear now, ye Benjamites; will the son of Jesse give every one of you fields and vineyards, and make you all captains of thousands, and captains of hundreds; پس پادشاه به دوآغ گفت: «تو برگرد وبر کاهنان حمله آور.» و دوآغ ادومی برخاسته، برکاهنان حمله آورد و هشتاد و پنج نفر را که ایفودکتان می‌پوشیدند در آن روز کشت. bible_en_fa That all of you have conspired against me, and there is none that sheweth me that my son hath made a league with the son of Jesse, and there is none of you that is sorry for me, or sheweth unto me that my son hath stirred up my servant against me, to lie in wait, as at this day? و نوب رانیز که شهر کاهنان است به دم شمشیر زد و مردان و زنان و اطفال و شیرخوارگان و گاوان و الاغان وگوسفندان را به دم شمشیر کشت. bible_en_fa Then answered Doeg the Edomite, which was set over the servants of Saul, and said, I saw the son of Jesse coming to Nob, to Ahimelech the son of Ahitub. اما یکی از پسران اخیملک بن اخیتوب که ابیاتار نام داشت رهایی یافته، در عقب داود فرارکرد. bible_en_fa And he inquired of the LORD for him, and gave him victuals, and gave him the sword of Goliath the Philistine. و ابیاتار داود را مخبر ساخت که شاول کاهنان خداوند را کشت. bible_en_fa Then the king sent to call Ahimelech the priest, the son of Ahitub, and all his father's house, the priests that were in Nob: and they came all of them to the king. داود به ابیاتار گفت: «روزی که دوآغ ادومی در آنجا بود، دانستم که اوشاول را البته مخبر‌خواهد ساخت، پس من باعث کشته شدن تمامی اهل خاندان پدرت شدم.نزد من بمان و مترس زیرا هر‌که قصد جان من دارد قصد جان تو نیز خواهد داشت. و لکن نزد من محفوظ خواهی بود.» bible_en_fa And Saul said, Hear now, thou son of Ahitub. And he answered, Here I am, my lord. نزد من بمان و مترس زیرا هر‌که قصد جان من دارد قصد جان تو نیز خواهد داشت. و لکن نزد من محفوظ خواهی بود.» bible_en_fa And Saul said unto him, Why have ye conspired against me, thou and the son of Jesse, in that thou hast given him bread, and a sword, and hast inquired of God for him, that he should rise against me, to lie in wait, as at this day? و به داود خبر داده، گفتند: «اینک فلسطینیان با قعیله جنگ می‌کنند وخرمنها را غارت می‌نماید.» bible_en_fa Then Ahimelech answered the king, and said, And who is so faithful among all thy servants as David, which is the king's son in law, and goeth at thy bidding, and is honourable in thine house? و داود از خداوندسوال کرده، گفت: «آیا بروم و این فلسطینیان راشکست دهم.» خداوند به داود گفت: «برو وفلسطینیان را شکست داده، قعیله را خلاص کن.» bible_en_fa Did I then begin to inquire of God for him? be it far from me: let not the king impute any thing un to his servant, nor to all the house of my father: for thy servant knew nothing of all this, less or more. و مردمان داود وی را گفتند: «اینک اینجا دریهودا می‌ترسیم پس چند مرتبه زیاده اگر به مقابله لشکرهای فلسطینیان به قعیله برویم.» bible_en_fa And the king said, Thou shalt surely die, Ahimelech, thou, and all thy father's house. و داود بار دیگر از خداوند سوال نمود وخداوند او را جواب داده، گفت: «برخیز به قعیله برو زیرا که من فلسطینیان را به‌دست تو خواهم داد.» bible_en_fa And the king said unto the footmen that stood about him, Turn, and slay the priests of the LORD; because their hand also is with David, and because they knew when he fled, and did not shew it to me. But the servants of the king would not put forth their hand to fall upon the priests of the LORD. و داود با مردانش به قعیله رفتند و بافلسطینیان جنگ کرده، مواشی ایشان را بردند، وایشان را به کشتار عظیمی کشتند. پس داودساکنان قعیله را نجات داد. bible_en_fa And the king said to Doeg, Turn thou, and fall upon the priests. And Doeg the Edomite turned, and he fell upon the priests, and slew on that day fourscore and five persons that did wear a linen ephod. و هنگامی که ابیاتار بن اخیملک نزد داود به قعیله فرار کرد، ایفود را در دست خود آورد. bible_en_fa And Nob, the city of the priests, smote he with the edge of the sword, both men and women, children and sucklings, and oxen, and asses, and sheep, with the edge of the sword. وبه شاول خبر دادند که داود به قعیله آمده است وشاول گفت: «خدا او را به‌دست من سپرده است، زیرا به شهری که دروازه‌ها و پشت بندها داردداخل شده، محبوس گشته است.» bible_en_fa And one of the sons of Ahimelech the son of Ahitub, named Abiathar, escaped, and fled after David. و شاول جمیع قوم را برای جنگ طلبید تا به قعیله فرودشده، داود و مردانش را محاصره نماید. bible_en_fa And Abiathar shewed David that Saul had slain the LORD's priests. و چون داود دانست که شاول شرارت رابرای او اندیشیده است، به ابیاتار کاهن گفت: «ایفود را نزدیک بیاور، bible_en_fa And David said unto Abiathar, I knew it that day, when Doeg the Edomite was there, that he would surely tell Saul: I have occasioned the death of all the persons of thy father's house. و داود گفت: «ای یهوه، خدای اسرائیل، بنده ات شنیده است که شاول عزیمت دارد که به قعیله بیاید تا به‌خاطر من شهررا خراب کند. bible_en_fa Abide thou with me, fear not: for he that seeketh my life seeketh thy life: but with me thou shalt be in safeguard. آیا اهل قعیله مرا به‌دست اوتسلیم خواهند نمود؟ و آیا شاول چنانکه بنده ات شنیده است، خواهد آمد؟ ای یهوه، خدای اسرائیل، مسالت آنکه بنده خود را خبر دهی.» خداوند گفت که او خواهد آمد. bible_en_fa Then they told David, saying, Behold, the Philistines fight against Keilah, and they rob the threshingfloors. داود گفت: «آیا اهل قعیله مرا و کسان مرا به‌دست شاول تسلیم خواهند نمود؟» خداوند گفت که «تسلیم خواهند نمود.» bible_en_fa Therefore David inquired of the LORD, saying, Shall I go and smite these Philistines? And the LORD said unto David, Go, and smite the Philistines, and save Keilah. پس داود و مردانش که تخمین ششصد نفربودند، برخاسته، از قعیله بیرون رفتند و هر جایی که توانستند بروند، رفتند. و چون به شاول خبردادند که داود از قعیله فرار کرده است، از بیرون رفتن بازایستاد. bible_en_fa And David's men said unto him, Behold, we be afraid here in Judah: how much more then if we come to Keilah against the armies of the Philistines? و داود در بیابان در ملاذهانشست و در کوهی در بیابان زیف توقف نمود. وشاول همه روزه او را می‌طلبید لیکن خداوند او رابه‌دستش تسلیم ننمود. bible_en_fa Then David inquired of the LORD yet again. And the LORD answered him and said, Arise, go down to Keilah; for I will deliver the Philistines into thine hand. و داود دید که شاول به قصد جان او بیرون آمده است و داود در بیابان زیف در جنگل ساکن بود. bible_en_fa So David and his men went to Keilah, and fought with the Philistines, and brought away their cattle, and smote them with a great slaughter. So David saved the inhabitants of Keilah. و یوناتان، پسر شاول، به جنگل آمده، دست او را به خدا تقویت نمود. bible_en_fa And it came to pass, when Abiathar the son of Ahimelech fled to David to Keilah, that he came down with an ephod in his hand. و او را گفت: «مترس زیرا که دست پدر من، شاول تو را نخواهدجست، و تو بر اسرائیل پادشاه خواهی شد، و من دومین تو خواهم بود و پدرم شاول نیز این رامی داند.» bible_en_fa And it was told Saul that David was come to Keilah. And Saul said, God hath delivered him into mine hand; for he is shut in, by entering into a town that hath gates and bars. و هر دوی ایشان به حضور خداوندعهد بستند و داود به جنگل برگشت و یوناتان به خانه خود رفت. bible_en_fa And Saul called all the people together to war, to go down to Keilah, to besiege David and his men. و زیفیان نزد شاول به جبعه آمده، گفتند: «آیا داود در ملاذهای جنگل در کوه حخیله که به طرف جنوب بیابان است، خود را نزد ما پنهان نکرده است؟ bible_en_fa And David knew that Saul secretly practised mischief against him; and he said to Abiathar the priest, Bring hither the ephod. پس‌ای پادشاه چنانکه دلت کمال آرزو برای آمدن دارد بیا و تکلیف ما این است که او را به‌دست پادشاه تسلیم نماییم.» bible_en_fa Then said David, O LORD God of Israel, thy servant hath certainly heard that Saul seeketh to come to Keilah, to destroy the city for my sake. شاول گفت: «شما از جانب خداوند مبارک باشید چونکه بر من دلسوزی نمودید. bible_en_fa Will the men of Keilah deliver me up into his hand? will Saul come down, as thy servant hath heard? O LORD God of Israel, I beseech thee, tell thy servant. And the LORD said, He will come down. پس بروید و بیشتر تحقیق نموده، جایی را که آمد ورفت می‌کند ببینید و بفهمید، و دیگر اینکه کیست که او را در آنجا دیده است، زیرا به من گفته شد که بسیار با مکر رفتار می‌کند. bible_en_fa Then said David, Will the men of Keilah deliver me and my men into the hand of Saul? And the LORD said, They will deliver thee up. پس ببینید و جمیع مکانهای مخفی را که خود را در آنها پنهان می‌کندبدانید و حقیقت حال را به من باز رسانید تا با شمابیایم و اگر در این زمین باشد او را از جمیع هزاره های یهودا پیدا خواهم کرد.» bible_en_fa Then David and his men, which were about six hundred, arose and departed out of Keilah, and went whithersoever they could go. And it was told Saul that David was escaped from Keilah; and he forbare to go forth. پس برخاسته، پیش روی شاول به زیف رفتند. bible_en_fa And David abode in the wilderness in strong holds, and remained in a mountain in the wilderness of Ziph. And Saul sought him every day, but God delivered him not into his hand. و شاول و مردان اوبه تفحص او رفتند و چون داود را خبر دادند، اونزد صخره فرود آمده، در بیابان معون ساکن شد وشاول چون این را شنید، داود را در بیابان معون تعاقب نمود. bible_en_fa And David saw that Saul was come out to seek his life: and David was in the wilderness of Ziph in a wood. و شاول به یک طرف کوه می‌رفت و داود و کسانش به طرف دیگر کوه، و داودمی شتافت که از حضور شاول بگریزد و شاول ومردانش داود و کسانش را احاطه نمودند تا ایشان را بگیرند. bible_en_fa And Jonathan Saul's son arose, and went to David into the wood, and strengthened his hand in God. اما قاصدی نزد شاول آمده، گفت: «بشتاب و بیا زیرا که فلسطینیان به زمین حمله آورده‌اند. bible_en_fa And he said unto him, Fear not: for the hand of Saul my father shall not find thee; and thou shalt be king over Israel, and I shall be next unto thee; and that also Saul my father knoweth. پس شاول از تعاقب نمودن داود برگشته، به مقابله فلسطینیان رفت، بنابراین آن مکان را صخره محلقوت نامیدند.و داود ازآنجا برآمده، در ملاذهای عین جدی ساکن شد. bible_en_fa And they two made a covenant before the LORD: and David abode in the wood, and Jonathan went to his house. و داود ازآنجا برآمده، در ملاذهای عین جدی ساکن شد. bible_en_fa Then came up the Ziphites to Saul to Gibeah, saying, Doth not David hide himself with us in strong holds in the wood, in the hill of Hachilah, which is on the south of Jeshimon? و واقع شد بعد از برگشتن شاول از عقب فلسطینیان که او را خبر داده، گفتند: «اینک داود در بیابان عین جدی است.» bible_en_fa Now therefore, O king, come down according to all the desire of thy soul to come down; and our part shall be to deliver him into the king's hand. و شاول سه هزار نفر برگزیده را از تمامی اسرائیل گرفته، برای جستجوی داود و کسانش بر صخره های بزهای کوهی رفت. bible_en_fa And Saul said, Blessed be ye of the LORD; for ye have compassion on me. و به‌سر راه به آغلهای گوسفندان که در آنجا مغاره‌ای بود، رسید. وشاول داخل آن شد تا پایهای خود را بپوشاند. وداود و کسان او در جانبهای مغاره نشسته بودند. bible_en_fa Go, I pray you, prepare yet, and know and see his place where his haunt is, and who hath seen him there: for it is told me that he dealeth very subtilly. و کسان داود وی را گفتند: «اینک روزی که خداوند به تو وعده داده است که همانا دشمن تورا به‌دستت تسلیم خواهم نمود تا هر‌چه درنظرت پسند آید به او عمل نمایی.» و داودبرخاسته، دامن ردای شاول را آهسته برید. bible_en_fa See therefore, and take knowledge of all the lurking places where he hideth himself, and come ye again to me with the certainty, and I will go with you: and it shall come to pass, if he be in the land, that I will search him out throughout all the thousands of Judah. وبعد از آن دل داود مضطرب شد از این جهت که دامن شاول را بریده بود. bible_en_fa And they arose, and went to Ziph before Saul: but David and his men were in the wilderness of Maon, in the plain on the south of Jeshimon. و به کسان خود گفت: «حاشا بر من از جانب خداوند که این امر را به آقای خود مسیح خداوند بکنم، و دست خود رابر او دراز نمایم چونکه او مسیح خداوند است.» bible_en_fa Saul also and his men went to seek him. And they told David: wherefore he came down into a rock, and abode in the wilderness of Maon. And when Saul heard that, he pursued after David in the wilderness of Maon. پس داود کسان خود را به این سخنان توبیخ نموده، ایشان را نگذاشت که بر شاول برخیزند، وشاول از مغاره برخاسته، راه خود را پیش گرفت. bible_en_fa And Saul went on this side of the mountain, and David and his men on that side of the mountain: and David made haste to get away for fear of Saul; for Saul and his men compassed David and his men round about to take them. و بعد از آن، داود برخاسته، از مغاره بیرون رفت و در عقب شاول صدا زده، گفت: «ای آقایم پادشاه.» و چون شاول به عقب خود نگریست داود رو به زمین خم شده، تعظیم کرد. bible_en_fa But there came a messenger unto Saul, saying, Haste thee, and come; for the Philistines have invaded the land. و داود به شاول گفت: «چرا سخنان مردم را می‌شنوی که می‌گویند اینک داود قصد اذیت تو را دارد. bible_en_fa Wherefore Saul returned from pursuing after David, and went against the Philistines: therefore they called that place Sela-hammahlekoth. اینک امروز چشمانت دیده است که چگونه خداوند تو را در مغاره امروز به‌دست من تسلیم نمود، و بعضی گفتند که تو را بکشم، اما چشمم برتو شفقت نموده، گفتم دست خود را بر آقای خویش دراز نکنم، زیرا که مسیح خداوند است. bible_en_fa And David went up from thence, and dwelt in strong holds at En-gedi. و‌ای پدرم ملاحظه کن و دامن ردای خود را دردست من ببین، زیرا از اینکه جامه تو را بریدم و تورا نکشتم بدان و ببین که بدی و خیانت در دست من نیست، و به تو گناه نکرده‌ام، اما تو جان مراشکار می‌کنی تا آن را گرفتار سازی. bible_en_fa And it came to pass, when Saul was returned from following the Philistines, that it was told him, saying, Behold, David is in the wilderness of En-gedi. خداونددر میان من و تو حکم نماید، و خداوند انتقام مرااز تو بکشد اما دست من بر تو نخواهد شد. bible_en_fa Then Saul took three thousand chosen men out of all Israel, and went to seek David and his men upon the rocks of the wild goats. چنانکه مثل قدیمان می‌گوید که شرارت ازشریران صادر می‌شود اما دست من بر تو نخواهدشد. bible_en_fa And he came to the sheepcotes by the way, where was a cave; and Saul went in to cover his feet: and David and his men remained in the sides of the cave. و در عقب کیست که پادشاه اسرائیل بیرون می‌آید و کیست که او را تعاقب می‌نمایی، در عقب سگ مرده‌ای بلکه در عقب یک کیک! bible_en_fa And the men of David said unto him, Behold the day of which the LORD said unto thee, Behold, I will deliver thine enemy into thine hand, that thou mayest do to him as it shall seem good unto thee. Then David arose, and cut off the skirt of Saul's robe privily. پس خداوند داور باشد و میان من و تو حکم نماید و ملاحظه کرده دعوی مرا با تو فیصل کند ومرا از دست تو برهاند.» bible_en_fa And it came to pass afterward, that David's heart smote him, because he had cut off Saul's skirt. و چون داود از گفتن این سخنان به شاول فارغ شد، شاول گفت: «آیا این آواز توست‌ای پسر من داود.» و شاول آواز خود را بلند کرده، گریست. bible_en_fa And he said unto his men, The LORD forbid that I should do this thing unto my master, the LORD's anointed, to stretch forth mine hand against him, seeing he is the anointed of the LORD. و به داود گفت: «تو از من نیکوترهستی زیرا که تو جزای نیکو به من رسانیدی و من جزای بد به تو رسانیدم. bible_en_fa So David stayed his servants with these words, and suffered them not to rise against Saul. But Saul rose up out of the cave, and went on his way. و تو امروز ظاهرکردی که چگونه به من احسان نمودی چونکه خداوند مرا به‌دست تو تسلیم کرده، و مرانکشتی. bible_en_fa David also arose afterward, and went out of the cave, and cried after Saul, saying, My lord the king. And when Saul looked behind him, David stooped with his face to the earth, and bowed himself. و اگر کسی دشمن خویش را بیابد، آیا او را به نیکویی رها نماید؟ پس خداوند تو را به نیکویی جزا دهد به‌سبب آنچه امروز به من کردی. bible_en_fa And David said to Saul, Wherefore hearest thou men's words, saying, Behold, David seeketh thy hurt? و حال اینک می‌دانم که البته پادشاه خواهی شد و سلطنت اسرائیل در دست تو ثابت خواهد گردید. bible_en_fa Behold, this day thine eyes have seen how that the LORD had delivered thee to day into mine hand in the cave: and some bade me kill thee: but mine eye spared thee; and I said, I will not put forth mine hand against my lord; for he is the LORD's anointed. پس الان برای من قسم به خداوند بخور که بعد از من ذریه مرا منقطع نسازی، و اسم مرا از خاندان پدرم محو نکنی.»و داود برای شاول قسم خورد، و شاول به خانه خود رفت و داود و کسانش به مامن خویش آمدند. bible_en_fa Moreover, my father, see, yea, see the skirt of thy robe in my hand: for in that I cut off the skirt of thy robe and killed thee not, know thou and see that there is neither evil nor transgression in mine hand, and I have not sinned against thee; yet thou huntest my soul to take it. و داود برای شاول قسم خورد، و شاول به خانه خود رفت و داود و کسانش به مامن خویش آمدند. bible_en_fa The LORD judge between me and thee, and the LORD avenge me of thee: but mine hand shall not be upon thee. و سموئیل وفات نمود، و تمامی اسرائیل جمع شده، از برایش نوحه گری نمودند، و او را در خانه‌اش در رامه دفن نمودند و داود برخاسته، به بیابان فاران فرود شد. bible_en_fa As saith the proverb of the ancients, Wickedness proceedeth from the wicked: but mine hand shall not be upon thee. و در معون کسی بود که املاکش در کرمل بود و آن مرد بسیار بزرگ بود و سه هزار گوسفند وهزار بز داشت، و گوسفندان خود را در کرمل پشم می‌برید. bible_en_fa After whom is the king of Israel come out? after whom dost thou pursue? after a dead dog, after a flea. و اسم آن شخص نابال بود و اسم زنش ابیجایل. و آن زن نیک فهم و خوش منظر بود. اماآن مرد سخت دل و بدرفتار و از خاندان کالیب بود. bible_en_fa The LORD therefore be judge, and judge between me and thee, and see, and plead my cause, and deliver me out of thine hand. و داود در بیابان شنید که نابال گله خود راپشم می‌برد. bible_en_fa And it came to pass, when David had made an end of speaking these words unto Saul, that Saul said, Is this thy voice, my son David? And Saul lifted up his voice, and wept. پس داود ده خادم فرستاد و داود به خادمان خود گفت که «به کرمل برآیید و نزد نابال رفته، اززبان من سلامتی او را بپرسید. bible_en_fa And he said to David, Thou art more righteous than I: for thou hast rewarded me good, whereas I have rewarded thee evil. و چنین گویید: زنده باش و سلامتی بر تو باد و بر خاندان تو و برهرچه داری سلامتی باشد. bible_en_fa And thou hast shewed this day how that thou hast dealt well with me: forasmuch as when the LORD had delivered me into thine hand, thou killedst me not. و الان شنیده‌ام که پشم برندگان داری و به شبانان تو که در این اوقات نزد ما بودند، اذیت نرسانیدیم. همه روزهایی که در کرمل بودند چیزی از ایشان گم نشد. bible_en_fa For if a man find his enemy, will he let him go well away? wherefore the LORD reward thee good for that thou hast done unto me this day. از خادمان خود بپرس و تو را خواهند گفت. پس خادمان در نظر تو التفات یابند زیرا که در روزسعادتمندی آمده‌ایم، تمنا اینکه آنچه دستت بیابد به بندگانت و پسرت داود بدهی.» bible_en_fa And now, behold, I know well that thou shalt surely be king, and that the kingdom of Israel shall be established in thine hand. پس خادمان داود آمدند و جمیع این سخنان را از زبان داود به نابال گفته، ساکت شدند. bible_en_fa Swear now therefore unto me by the LORD, that thou wilt not cut off my seed after me, and that thou wilt not destroy my name out of my father's house. ونابال به خادمان داود جواب داده، گفت: «داودکیست و پسر یسا کیست؟ امروز بسا بندگان هریکی از آقای خویش می‌گریزند. bible_en_fa And David sware unto Saul. And Saul went home; but David and his men gat them up unto the hold. آیا نان و آب خود را و گوشت را که برای پشم برندگان خودذبح نموده‌ام، بگیرم و به کسانی که نمی دانم از کجاهستند بدهم.» bible_en_fa And Samuel died; and all the Israelites were gathered together, and lamented him, and buried him in his house at Ramah. And David arose, and went down to the wilderness of Paran. پس خادمان داود برگشته، مراجعت نمودند و آمده، داود را از جمیع این سخنان مخبر ساختند. bible_en_fa And there was a man in Maon, whose possessions were in Carmel; and the man was very great, and he had three thousand sheep, and a thousand goats: and he was shearing his sheep in Carmel. و داود به مردان خودگفت: «هر یک از شما شمشیر خود را ببندد.» وهریک شمشیر خود را بستند، و داود نیز شمشیرخود را بست و تخمین چهارصد نفر از عقب داودرفتند، و دویست نفر نزد اسباب ماندند. bible_en_fa Now the name of the man was Nabal; and the name of his wife Abigail: and she was a woman of good understanding, and of a beautiful countenance: but the man was churlish and evil in his doings; and he was of the house of Caleb. و خادمی از خادمانش به ابیجایل، زن نابال، خبر داده، گفت: «اینک داود، قاصدان از بیابان فرستاد تا آقای مرا تحیت گویند و او ایشان رااهانت نمود. bible_en_fa And David heard in the wilderness that Nabal did shear his sheep. و آن مردمان احسان بسیار به مانمودند و همه روزهایی که در صحرا بودیم و باایشان معاشرت داشتیم اذیتی به ما نرسید وچیزی از ما گم نشد. bible_en_fa And David sent out ten young men, and David said unto the young men, Get you up to Carmel, and go to Nabal, and greet him in my name: و تمام روزهایی که باایشان گوسفندان را می‌چرانیدیم هم در شب وهم در روز برای ما مثل حصار بودند. bible_en_fa And thus shall ye say to him that liveth in prosperity, Peace be both to thee, and peace be to thine house, and peace be unto all that thou hast. پس الان بدان و ببین که چه باید بکنی زیرا که بدی برای آقای ما و تمامی خاندانش مهیاست، چونکه او به حدی پسر بلیعال است که احدی با وی سخن نتواند گفت.» bible_en_fa And now I have heard that thou hast shearers: now thy shepherds which were with us, we hurt them not, neither was there ought missing unto them, all the while they were in Carmel. آنگاه ابیجایل تعجیل نموده، دویست گرده نان و دو مشگ شراب و پنج گوسفند مهیا شده، وپنج کیل خوشه برشته و صد قرص کشمش ودویست قرص انجیر گرفته، آنها را بر الاغهاگذاشت. bible_en_fa Ask thy young men, and they will shew thee. Wherefore let the young men find favour in thine eyes: for we come in a good day: give, I pray thee, whatsoever cometh to thine hand unto thy servants, and to thy son David. و به خادمان خود گفت: «پیش من بروید و اینک من از عقب شما می‌آیم.» اما به شوهر خود نابال هیچ خبر نداد. bible_en_fa And when David's young men came, they spake to Nabal according to all those words in the name of David, and ceased. و چون بر الاغ خود سوار شده، از سایه کوه به زیر می‌آمد، اینک داود و کسانش به مقابل او رسیدند و به ایشان برخورد. bible_en_fa And Nabal answered David's servants, and said, Who is David? and who is the son of Jesse? there be many servants now a days that break away every man from his master. و داود گفته بود: «به تحقیق که تمامی مایملک این شخص را در بیابان عبث نگاه داشتم که از جمیع اموالش چیزی گم نشد و او بدی را به عوض نیکویی به من پاداش داده است. bible_en_fa Shall I then take my bread, and my water, and my flesh that I have killed for my shearers, and give it unto men, whom I know not whence they be? خدا به دشمنان داود چنین بلکه زیاده از این عمل نمایداگر از همه متعلقان او تا طلوع صبح ذکوری واگذارم.» bible_en_fa So David's young men turned their way, and went again, and came and told him all those sayings. و چون ابیجایل، داود را دید، تعجیل نموده، از الاغ پیاده شد و پیش داود به روی خودبه زمین افتاده، تعظیم نمود. bible_en_fa And David said unto his men, Gird ye on every man his sword. And they girded on every man his sword; and David also girded on his sword: and there went up after David about four hundred men; and two hundred abode by the stuff. و نزد پایهایش افتاده، گفت: «ای آقایم این تقصیر بر من باشد وکنیزت در گوش تو سخن بگوید، و سخنان کنیزخود را بشنو. bible_en_fa But one of the young men told Abigail, Nabal's wife, saying, Behold, David sent messengers out of the wilderness to salute our master; and he railed on them. و آقایم دل خود را بر این مردبلیعال، یعنی نابال مشغول نسازد، زیرا که اسمش مثل خودش است اسمش نابال است و حماقت بااوست، لیکن من کنیز تو خادمانی را که آقایم فرستاده بود، ندیدم. bible_en_fa But the men were very good unto us, and we were not hurt, neither missed we any thing, as long as we were conversant with them, when we were in the fields: و الان‌ای آقایم به حیات خداوند و به حیات جان تو چونکه خداوند تو رااز ریختن خون و از انتقام کشیدن به‌دست خودمنع نموده است، پس الان دشمنانت و جویندگان ضرر آقایم مثل نابال بشوند. bible_en_fa They were a wall unto us both by night and day, all the while we were with them keeping the sheep. و الان این هدیه‌ای که کنیزت برای آقای خود آورده است به غلامانی که همراه آقایم می‌روند، داده شود. bible_en_fa Now therefore know and consider what thou wilt do; for evil is determined against our master, and against all his household: for he is such a son of Belial, that a man cannot speak to him. و تقصیر کنیز خود را عفو نما زیرا به درستی که خداوند برای آقایم خانه استوار بنا خواهد نمود، چونکه آقایم در جنگهای خداوند می‌کوشد وبدی در تمام روزهایت به تو نخواهد رسید. bible_en_fa Then Abigail made haste, and took two hundred loaves, and two bottles of wine, and five sheep ready dressed, and five measures of parched corn, and an hundred clusters of raisins, and two hundred cakes of figs, and laid them on asses. واگر‌چه کسی برای تعاقب تو و به قصد جانت برخیزد، اما جان آقایم در دسته حیات، نزد یهوه، خدایت، بسته خواهد شد. و اما جان دشمنانت راگویا از میان کفه فلاخن خواهد انداخت. bible_en_fa And she said unto her servants, Go on before me; behold, I come after you. But she told not her husband Nabal. وهنگامی که خداوند بر‌حسب همه احسانی که برای آقایم وعده داده است، عمل آورد، و تو راپیشوا بر اسرائیل نصب نماید. bible_en_fa And it was so, as she rode on the ass, that she came down by the covert of the hill, and, behold, David and his men came down against her; and she met them. آنگاه این برای تو سنگ مصادم و به جهت آقایم لغزش دل نخواهد بود که خون بی‌جهت ریخته‌ای و آقایم انتقام خود را کشیده باشد، و چون خداوند به آقایم احسان نماید آنگاه کنیز خود را بیاد آور.» bible_en_fa Now David had said, Surely in vain have I kept all that this fellow hath in the wilderness, so that nothing was missed of all that pertained unto him: and he hath requited me evil for good. داود به ابیجایل گفت: «یهوه، خدای اسرائیل، متبارک باد که تو را امروز به استقبال من فرستاد. bible_en_fa So and more also do God unto the enemies of David, if I leave of all that pertain to him by the morning light any that pisseth against the wall. و حکمت تو مبارک و تو نیز مبارک باشی که امروز مرا از ریختن خون و از کشیدن انتقام خویش به‌دست خود منع نمودی. bible_en_fa And when Abigail saw David, she hasted, and lighted off the ass, and fell before David on her face, and bowed herself to the ground, ولیکن به حیات یهوه، خدای اسرائیل، که مرا ازرسانیدن اذیت به تو منع نمود. اگر تعجیل ننموده، به استقبال من نمی آمدی البته تا طلوع صبح برای نابال ذکوری باقی نمی ماند.» bible_en_fa And fell at his feet, and said, Upon me, my lord, upon me let this iniquity be: and let thine handmaid, I pray thee, speak in thine audience, and hear the words of thine handmaid. پس داود آنچه را که به جهت او آورده بود، از دستش پذیرفته، به او گفت: «به سلامتی به خانه ات برو وببین که سخنت را شنیده، تو را مقبول داشتم.» bible_en_fa Let not my lord, I pray thee, regard this man of Belial, even Nabal: for as his name is, so is he; Nabal is his name, and folly is with him: but I thine handmaid saw not the young men of my lord, whom thou didst send. پس ابیجایل نزد نابال برگشت و اینک اوضیافتی مثل ضیافت ملوکانه در خانه خودمی داشت و دل نابال در اندرونش شادمان بودچونکه بسیار مست بود و تا طلوع صبح چیزی کم یا زیاد به او خبر نداد. bible_en_fa Now therefore, my lord, as the LORD liveth, and as thy soul liveth, seeing the LORD hath withholden thee from coming to shed blood, and from avenging thyself with thine own hand, now let thine enemies, and they that seek evil to my lord, be as Nabal. و بامدادان چون شراب از نابال بیرون رفت، زنش این چیزها را به او بیان کرد و دلش در اندرونش مرده گردید و خود مثل سنگ شد. bible_en_fa And now this blessing which thine handmaid hath brought unto my lord, let it even be given unto the young men that follow my lord. و واقع شد که بعد از ده روز خداوندنابال را مبتلا ساخت که بمرد. bible_en_fa I pray thee, forgive the trespass of thine handmaid: for the LORD will certainly make my lord a sure house; because my lord fighteth the battles of the LORD, and evil hath not been found in thee all thy days. و چون داود شنید که نابال مرده است، گفت: «مبارک باد خداوند که انتقام عار مرا ازدست نابال کشیده، و بنده خود را از بدی نگاه داشته است، زیرا خداوند شرارت نابال را به‌سرش رد نموده است و داود فرستاده، با ابیجایل سخن گفت تا او را به زنی خود بگیرد.» bible_en_fa Yet a man is risen to pursue thee, and to seek thy soul: but the soul of my lord shall be bound in the bundle of life with the LORD thy God; and the souls of thine enemies, them shall he sling out, as out of the middle of a sling. وخادمان داود نزد ابیجایل به کرمل آمده، با وی مکالمه کرده، گفتند: «داود ما را نزد تو فرستاده است تا تو را برای خویش به زنی بگیرد.» bible_en_fa And it shall come to pass, when the LORD shall have done to my lord according to all the good that he hath spoken concerning thee, and shall have appointed thee ruler over Israel; و اوبرخاسته، رو به زمین خم شد و گفت: «اینک کنیزت بنده است تا پایهای خادمان آقای خود رابشوید.» bible_en_fa That this shall be no grief unto thee, nor offence of heart unto my lord, either that thou hast shed blood causeless, or that my lord hath avenged himself: but when the LORD shall have dealt well with my lord, then remember thine handmaid. و ابیجایل تعجیل نموده، برخاست وبر الاغ خود سوار شد و پنج کنیزش همراهش روانه شدند و از عقب قاصدان داود رفته، زن اوشد. bible_en_fa And David said to Abigail, Blessed be the LORD God of Israel, which sent thee this day to meet me: و داود اخینوعم یزرعیلیه را نیز گرفت وهردوی ایشان زن او شدند.و شاول دخترخود، میکال، زن داود را به فلطی ابن لایش که ازجلیم بود، داد. bible_en_fa And blessed be thy advice, and blessed be thou, which hast kept me this day from coming to shed blood, and from avenging myself with mine own hand. و شاول دخترخود، میکال، زن داود را به فلطی ابن لایش که ازجلیم بود، داد. bible_en_fa For in very deed, as the LORD God of Israel liveth, which hath kept me back from hurting thee, except thou hadst hasted and come to meet me, surely there had not been left unto Nabal by the morning light any that pisseth against the wall. پس زیفیان نزد شاول به جبعه آمده، گفتند: «آیا داود خویشتن را در تل حخیله که در مقابل بیابان است، پنهان نکرده است؟» bible_en_fa So David received of her hand that which she had brought him, and said unto her, Go up in peace to thine house; see, I have hearkened to thy voice, and have accepted thy person. آنگاه شاول برخاسته، به بیابان زیف فرود شد و سه هزار مرد از برگزیدگان اسرائیل همراهش رفتند تا داود را در بیابان زیف جستجونماید. bible_en_fa And Abigail came to Nabal; and, behold, he held a feast in his house, like the feast of a king; and Nabal's heart was merry within him, for he was very drunken: wherefore she told him nothing, less or more, until the morning light. و شاول در تل حخیله که در مقابل بیابان به‌سر راه است اردو زد، و داود در بیابان ساکن بود، و چون دید که شاول در عقبش در بیابان آمده است، bible_en_fa But it came to pass in the morning, when the wine was gone out of Nabal, and his wife had told him these things, that his heart died within him, and he became as a stone. داود جاسوسان فرستاده، دریافت کرد که شاول به تحقیق آمده است. bible_en_fa And it came to pass about ten days after, that the LORD smote Nabal, that he died. و داود برخاسته، به‌جایی که شاول در آن اردو زده بود، آمد. و داود مکانی را که شاول وابنیر، پسر نیر، سردار لشکرش خوابیده بودند، ملاحظه کرد، و شاول در اندرون سنگرمی خوابید و قوم در اطراف او فرود آمده بودند. bible_en_fa And when David heard that Nabal was dead, he said, Blessed be the LORD, that hath pleaded the cause of my reproach from the hand of Nabal, and hath kept his servant from evil: for the LORD hath returned the wickedness of Nabal upon his own head, And David sent and communed with Abigail, to take her to him to wife. و داود به اخیملک حتی و ابیشای ابن صرویه برادر یوآب خطاب کرده، گفت: «کیست که همراه من نزد شاول به اردو بیاید؟» ابیشای گفت: «من همراه تو می‌آیم.» bible_en_fa And when the servants of David were come to Abigail to Carmel, they spake unto her, saying, David sent us unto thee to take thee to him to wife. پس داود و ابیشای در شب به میان قوم آمدند و اینک شاول در اندرون سنگردراز شده، خوابیده بود، و نیزه‌اش نزد سرش درزمین کوبیده، و ابنیر و قوم در اطرافش خوابیده بودند. bible_en_fa And she arose, and bowed herself on her face to the earth, and said, Behold, let thine handmaid be a servant to wash the feet of the servants of my lord. و ابیشای به داود گفت: «امروز خدا، دشمن تو را به‌دستت تسلیم نموده. پس الان اذن بده تا او را با نیزه یک دفعه به زمین بدوزم و او رادوباره نخواهم زد.» bible_en_fa And Abigail hasted, and arose, and rode upon an ass, with five damsels of hers that went after her; and she went after the messengers of David, and became his wife. و داود به ابیشای گفت: «اورا هلاک مکن زیرا کیست که به مسیح خداونددست خود را دراز کرده، بی‌گناه باشد. bible_en_fa David also took Ahinoam of Jezreel; and they were also both of them his wives. و داودگفت: «به حیات یهوه قسم که یا خداوند او راخواهد زد یا اجلش رسیده، خواهد مرد یا به جنگ فرود شده، هلاک خواهد گردید. bible_en_fa But Saul had given Michal his daughter, David's wife, to Phalti the son of Laish, which was of Gallim. حاشابر من از خداوند که دست خود را بر مسیح خداوند دراز کنم اما الان نیزه‌ای را که نزد سرش است و سبوی آب را بگیر و برویم.» bible_en_fa And the Ziphites came unto Saul to Gibeah, saying, Doth not David hide himself in the hill of Hachilah, which is before Jeshimon? پس داودنیزه و سبوی آب را از نزد سر شاول گرفت و روانه شدند، و کسی نبود که ببیند و بداند یا بیدار شودزیرا جمیع ایشان در خواب بودند، چونکه خواب سنگین از خداوند بر ایشان مستولی شده بود. bible_en_fa Then Saul arose, and went down to the wilderness of Ziph, having three thousand chosen men of Israel with him, to seek David in the wilderness of Ziph. و داود به طرف دیگر گذشته، از دور به‌سرکوه بایستاد و مسافت عظیمی در میان ایشان بود. bible_en_fa And Saul pitched in the hill of Hachilah, which is before Jeshimon, by the way. But David abode in the wilderness, and he saw that Saul came after him into the wilderness. و داود قوم و ابنیر پسر نیر را صدا زده، گفت: «ای ابنیر جواب نمی دهی؟» و ابنیر جواب داده، گفت: «تو کیستی که پادشاه را می‌خوانی؟» bible_en_fa David therefore sent out spies, and understood that Saul was come in very deed. داود به ابنیر گفت: «آیا تو مرد نیستی و دراسرائیل مثل تو کیست؟ پس چرا آقای خودپادشاه را نگاهبانی نمی کنی؟ زیرا یکی از قوم آمد تا آقایت پادشاه را هلاک کند. bible_en_fa And David arose, and came to the place where Saul had pitched: and David beheld the place where Saul lay, and Abner the son of Ner, the captain of his host: and Saul lay in the trench, and the people pitched round about him. این کار که کردی خوب نیست، به حیات یهوه، شمامستوجب قتل هستید، چونکه آقای خود مسیح خداوند را نگاهبانی نکردید، پس الان ببین که نیزه پادشاه و سبوی آب که نزد سرش بود، کجاست؟» bible_en_fa Then answered David and said to Ahimelech the Hittite, and to Abishai the son of Zeruiah, brother to Joab, saying, Who will go down with me to Saul to the camp? And Abishai said, I will go down with thee. و شاول آواز داود را شناخته، گفت: «آیااین آواز توست‌ای پسر من داود؟» و داود گفت: «ای آقایم پادشاه آواز من است.» bible_en_fa So David and Abishai came to the people by night: and, behold, Saul lay sleeping within the trench, and his spear stuck in the ground at his bolster: but Abner and the people lay round about him. و گفت: «این از چه سبب است که آقایم بنده خود را تعاقب می‌کند؟ زیرا چه کردم و چه بدی در دست من است؟ bible_en_fa Then said Abishai to David, God hath delivered thine enemy into thine hand this day: now therefore let me smite him, I pray thee, with the spear even to the earth at once, and I will not smite him the second time. پس الان آقایم پادشاه سخنان بنده خودرا بشنود، اگر خداوند تو را بر من تحریک نموده است پس هدیه‌ای قبول نماید، و اگر بنی آدم باشند پس ایشان به حضور خداوند ملعون باشند، زیرا که امروز مرا از التصاق به نصیب خداوندمی رانند و می‌گویند برو و خدایان غیر را عبادت نما. bible_en_fa And David said to Abishai, Destroy him not: for who can stretch forth his hand against the LORD's anointed, and be guiltless? و الان خون من از حضور خداوند به زمین ریخته نشود زیرا که پادشاه اسرائیل مثل کسی‌که کبک را بر کوه‌ها تعاقب می‌کند به جستجوی یک کیک بیرون آمده است.» bible_en_fa David said furthermore, As the LORD liveth, the LORD shall smite him; or his day shall come to die; or he shall descend into battle, and perish. شاول گفت: «گناه ورزیدم‌ای پسرم داود! برگرد و تو را دیگر اذیت نخواهم کرد، چونکه امروز جان من در نظر تو عزیز آمد اینک احمقانه رفتار نمودم و بسیار گمراه شدم.» bible_en_fa The LORD forbid that I should stretch forth mine hand against the LORD's anointed: but, I pray thee, take thou now the spear that is at his bolster, and the cruse of water, and let us go. داود درجواب گفت: «اینک نیزه پادشاه! پس یکی ازغلامان به اینجا گذشته، آن را بگیرد. bible_en_fa So David took the spear and the cruse of water from Saul's bolster; and they gat them away, and no man saw it, nor knew it, neither awaked: for they were all asleep; because a deep sleep from the LORD was fallen upon them. و خداوندهر کس را بر‌حسب عدالت و امانتش پاداش دهد، چونکه امروز خداوند تو را به‌دست من سپرده بود. اما نخواستم دست خود را بر مسیح خداونددراز کنم. bible_en_fa Then David went over to the other side, and stood on the top of an hill afar off; a great space being between them: و اینک چنانکه جان تو امروز در نظرمن عظیم آمد جان من در نظر خداوند عظیم باشدو مرا از هر تنگی برهاند.»شاول به داود گفت: «مبارک باش‌ای پسرم داود، البته کارهای عظیم خواهی کرد و غالب خواهی شد.» پس داود راه خود را پیش گرفت و شاول به‌جای خودمراجعت کرد. bible_en_fa And David cried to the people, and to Abner the son of Ner, saying, Answerest thou not, Abner? Then Abner answered and said, Who art thou that criest to the king? شاول به داود گفت: «مبارک باش‌ای پسرم داود، البته کارهای عظیم خواهی کرد و غالب خواهی شد.» پس داود راه خود را پیش گرفت و شاول به‌جای خودمراجعت کرد. bible_en_fa And David said to Abner, Art not thou a valiant man? and who is like to thee in Israel? wherefore then hast thou not kept thy lord the king? for there came one of the people in to destroy the king thy lord. و داود در دل خود گفت: «الحال روزی به‌دست شاول هلاک خواهم شد. چیزی برای من از این بهتر نیست که به زمین فلسطینیان فرار کنم، و شاول از جستجوی من درتمامی حدود اسرائیل مایوس شود. پس از دست او نجات خواهم یافت.» bible_en_fa This thing is not good that thou hast done. As the LORD liveth, ye are worthy to die, because ye have not kept your master, the LORD's anointed. And now see where the king's spear is, and the cruse of water that was at his bolster. پس داود برخاسته، باآن ششصد نفر که همراهش بودند نزد اخیش بن معوک، پادشاه جت گذشت. bible_en_fa And Saul knew David's voice, and said, Is this thy voice, my son David? And David said, It is my voice, my lord, O king. و داود نزد اخیش در جت ساکن شد، او و مردمانش هرکس با اهل خانه‌اش، و داود با دو زنش اخینوعم یزرعیلیه وابیجایل کرملیه زن نابال. bible_en_fa And he said, Wherefore doth my lord thus pursue after his servant? for what have I done? or what evil is in mine hand? و به شاول گفته شد که داود به جت فرار کرده است، پس او را دیگرجستجو نکرد. bible_en_fa Now therefore, I pray thee, let my lord the king hear the words of his servant. If the LORD have stirred thee up against me, let him accept an offering: but if they be the children of men, cursed be they before the LORD; for they have driven me out this day from abiding in the inheritance of the LORD, saying, Go, serve other gods. و داود به اخیش گفت: «الان اگر من در نظر توالتفات یافتم مکانی به من در یکی از شهرهای صحرا بدهند تا در آنجا ساکن شوم، زیرا که بنده تو چرا در شهر دارالسلطنه با تو ساکن شود.» bible_en_fa Now therefore, let not my blood fall to the earth before the face of the LORD: for the king of Israel is come out to seek a flea, as when one doth hunt a partridge in the mountains. پس اخیش در آن روز صقلغ را به او داد، لهذاصقلغ تا امروز از آن پادشاهان یهوداست. bible_en_fa Then said Saul, I have sinned: return, my son David: for I will no more do thee harm, because my soul was precious in thine eyes this day: behold, I have played the fool, and have erred exceedingly. وعدد روزهایی که داود در بلاد فلسطینیان ساکن بود یک سال و چهار ماه بود. bible_en_fa And David answered and said, Behold the king's spear! and let one of the young men come over and fetch it. و داود و مردانش برآمده، بر جشوریان وجرزیان و عمالقه هجوم آوردند زیرا که این طوایف در ایام قدیم در آن زمین از شور تا به زمین مصر ساکن می‌بودند. bible_en_fa The LORD render to every man his righteousness and his faithfulness: for the LORD delivered thee into my hand to day, but I would not stretch forth mine hand against the LORD's anointed. و داود اهل آن زمین راشکست داده، مرد یا زنی زنده نگذاشت وگوسفندان و گاوان و الاغها و شتران و رخوت گرفته، برگشت و نزد اخیش آمد. bible_en_fa And, behold, as thy life was much set by this day in mine eyes, so let my life be much set by in the eyes of the LORD, and let him deliver me out of all tribulation. و اخیش گفت: «امروز به کجا تاخت آوردید.» داود گفت: «بر جنوبی یهودا و جنوب یرحمئیلیان و به جنوب قینیان. bible_en_fa Then Saul said to David, Blessed be thou, my son David: thou shalt both do great things, and also shalt still prevail. So David went on his way, and Saul returned to his place. و داود مرد یا زنی را زنده نگذاشت که به جت بیایند زیرا گفت مبادا درباره ما خبر‌آورده، بگویند که داود چنین کرده است وتمامی روزهایی که در بلاد فلسطینیان بماند، عادتش چنین خواهد بود.»و اخیش داود را تصدیق نموده، گفت: «خویشتن را نزد قوم خود اسرائیل بالکل مکروه نموده است، پس تا به ابد بنده من خواهد بود.» bible_en_fa And David said in his heart, I shall now perish one day by the hand of Saul: there is nothing better for me than that I should speedily escape into the land of the Philistines; and Saul shall despair of me, to seek me any more in any coast of Israel: so shall I escape out of his hand. و اخیش داود را تصدیق نموده، گفت: «خویشتن را نزد قوم خود اسرائیل بالکل مکروه نموده است، پس تا به ابد بنده من خواهد بود.» bible_en_fa And David arose, and he passed over with the six hundred men that were with him unto Achish, the son of Maoch, king of Gath. و واقع شد در آن ایام که فلسطینیان لشکرهای خود را برای جنگ فراهم آوردند تا با اسرائیل مقاتله نمایند، و اخیش به داود گفت: «یقین بدان که تو و کسانت همراه من به اردو بیرون خواهید آمد.» bible_en_fa And David dwelt with Achish at Gath, he and his men, every man with his household, even David with his two wives, Ahinoam the Jezreelitess, and Abigail the Carmelitess, Nabal's wife. داود به اخیش گفت: «به تحقیق خواهی دانست که بنده تو چه خواهدکرد.» اخیش به داود گفت: «از این جهت تو راهمیشه اوقات نگاهبان سرم خواهم ساخت.» bible_en_fa And it was told Saul that David was fled to Gath: and he sought no more again for him. و سموئیل وفات نموده بود، و جمیع اسرائیل به جهت او نوحه گری نموده، او را درشهرش رامه دفن کرده بودند، و شاول تمامی اصحاب اجنه و فالگیران را از زمین بیرون کرده بود. bible_en_fa And David said unto Achish, If I have now found grace in thine eyes, let them give me a place in some town in the country, that I may dwell there: for why should thy servant dwell in the royal city with thee? و فلسطینیان جمع شده، آمدند و در شونیم اردو زدند، و شاول تمامی اسرائیل را جمع کرده، در جلبوع اردو زدند. bible_en_fa Then Achish gave him Ziklag that day: wherefore Ziklag pertaineth unto the kings of Judah unto this day. و چون شاول لشکرفلسطینیان را دید، بترسید و دلش بسیار مضطرب شد. bible_en_fa And the time that David dwelt in the country of the Philistines was a full year and four months. و شاول از خداوند سوال نمود و خداوند اورا جواب نداد، نه به خوابها و نه به اوریم و نه به انبیا. bible_en_fa And David and his men went up, and invaded the Geshurites, and the Gezrites, and the Amalekites: for those nations were of old the inhabitants of the land, as thou goest to Shur, even unto the land of Egypt. و شاول به خادمان خود گفت: «زنی را که صاحب اجنه باشد، برای من بطلبید تا نزد او رفته، از او مسالت نمایم.» خادمانش وی را گفتند: «اینک زنی صاحب اجنه در عین دور می‌باشد.» bible_en_fa And David smote the land, and left neither man nor woman alive, and took away the sheep, and the oxen, and the asses, and the camels, and the apparel, and returned, and came to Achish. و شاول صورت خویش را تبدیل نموده، لباس دیگر پوشید و دو نفر همراه خود برداشته، رفت و شبانگاه نزد آن زن آمده، گفت: «تمنا اینکه به واسطه جن برای من فالگیری نمایی و کسی راکه به تو بگویم از برایم برآوری.» bible_en_fa And Achish said, Whither have ye made a road to day? And David said, Against the south of Judah, and against the south of the Jerahmeelites, and against the south of the Kenites. آن زن وی راگفت: «اینک آنچه شاول کرده است می‌دانی که چگونه اصحاب اجنه و فالگیران را از زمین منقطع نموده است، پس تو چرا برای جانم دام می‌گذاری تا مرا به قتل رسانی؟» bible_en_fa And David saved neither man nor woman alive, to bring tidings to Gath, saying, Lest they should tell on us, saying, So did David, and so will be his manner all the while he dwelleth in the country of the Philistines. و شاول برای وی به یهوه قسم خورده، گفت: «به حیات یهوه قسم که از این امر به تو هیچ بدی نخواهد رسید.» bible_en_fa And Achish believed David, saying, He hath made his people Israel utterly to abhor him; therefore he shall be my servant for ever. آن زن گفت: «از برایت که را برآورم؟» او گفت: «سموئیل را برای من برآور.» bible_en_fa And it came to pass in those days, that the Philistines gathered their armies together for warfare, to fight with Israel. And Achish said unto David, Know thou assuredly, that thou shalt go out with me to battle, thou and thy men. و چون آن زن سموئیل را دید به آواز بلند صدا زد و زن، شاول را خطاب کرده، گفت: «برای چه مرا فریب دادی زیرا تو شاول هستی.» bible_en_fa And David said to Achish, Surely thou shalt know what thy servant can do. And Achish said to David, Therefore will I make thee keeper of mine head for ever. پادشاه وی را گفت: «مترس! چه دیدی؟» آن زن در جواب شاول گفت: «خدایی را می‌بینم که از زمین بر می‌آید.» bible_en_fa Now Samuel was dead, and all Israel had lamented him, and buried him in Ramah, even in his own city. And Saul had put away those that had familiar spirits, and the wizards, out of the land. او وی را گفت: «صورت او چگونه است؟» زن گفت: «مردی پیر بر می‌آید و به ردایی ملبس است.» پس شاول دانست که سموئیل است و روبه زمین خم شده، تعظیم کرد. bible_en_fa And the Philistines gathered themselves together, and came and pitched in Shunem: and Saul gathered all Israel together, and they pitched in Gilboa. و سموئیل به شاول گفت: «چرا مرابرآورده، مضطرب ساختی؟» شاول گفت: «درشدت تنگی هستم چونکه فلسطینیان با من جنگ می‌نمایند و خدا از من دور شده، مرا نه به واسطه انبیا و نه به خوابها دیگر جواب می‌دهد، لهذا تو راخواندم تا مرا اعلام نمایی که چه باید بکنم.» bible_en_fa And when Saul saw the host of the Philistines, he was afraid, and his heart greatly trembled. سموئیل گفت: «پس چرا از من سوال می‌نمایی و حال آنکه خداوند از تو دور شده، دشمنت گردیده است. bible_en_fa And when Saul inquired of the LORD, the LORD answered him not, neither by dreams nor by Urim, nor by prophets. و خداوند به نحوی که به زبان من گفته بود، برای خود عمل نموده است، زیراخداوند سلطنت را از دست تو دریده، آن را به همسایه ات داود داده است. bible_en_fa Then said Saul unto his servants, Seek me a woman that hath a familiar spirit, that I may go to her, and inquire of her. And his servants said to him, Behold, there is a woman that hath a familiar spirit at Endor. چونکه آوازخداوند را نشنیدی و شدت غضب او را برعمالیق به عمل نیاوردی، بنابراین خداوند امروزاین عمل را به تو نموده است. bible_en_fa And Saul disguised himself, and put on other raiment, and he went, and two men with him, and they came to the woman by night: and he said, I pray thee, divine unto me by the familiar spirit, and bring me him up, whom I shall name unto thee. و خداونداسرائیل را نیز با تو به‌دست فلسطینیان خواهدداد، و تو و پسرانت فردا نزد من خواهید بود، و خداوند اردوی اسرائیل را نیز به‌دست فلسطینیان خواهد داد.» bible_en_fa And the woman said unto him, Behold, thou knowest what Saul hath done, how he hath cut off those that have familiar spirits, and the wizards, out of the land: wherefore then layest thou a snare for my life, to cause me to die? و شاول فور به تمامی قامتش بر زمین افتاد، و از سخنان سموئیل بسیار بترسید. وچونکه تمامی روز و تمامی شب نان نخورده بود، هیچ قوت نداشت. bible_en_fa And Saul sware to her by the LORD, saying, As the LORD liveth, there shall no punishment happen to thee for this thing. و چون آن زن نزد شاول آمده، دید که بسیار پریشان حال است وی راگفت: «اینک کنیزت آواز تو را شنید و جانم را به‌دست خود گذاشتم و سخنانی را که به من گفتی اطاعت نمودم. bible_en_fa Then said the woman, Whom shall I bring up unto thee? And he said, Bring me up Samuel. پس حال تمنا اینکه تو نیز آوازکنیز خود را بشنوی تا لقمه‌ای نان به حضورت بگذارم و بخوری تا قوت یافته، به راه خودبروی.» bible_en_fa And when the woman saw Samuel, she cried with a loud voice: and the woman spake to Saul, saying, Why hast thou deceived me? for thou art Saul. اما او انکار نموده، گفت: «نمی خورم.» لیکن چون خادمانش و آن زن نیز اصرار نمودند، آواز ایشان را بشنید و از زمین برخاسته، بر بسترنشست. bible_en_fa And the king said unto her, Be not afraid: for what sawest thou? And the woman said unto Saul, I saw gods ascending out of the earth. و آن زن گوساله‌ای پرواری در خانه داشت. پس تعجیل نموده، آن را ذبح کرد و آردگرفته، خمیر ساخت و قرصهای نان فطیر پخت.و آنها را نزد شاول و خادمانش گذاشت که خوردند. پس برخاسته، در آن شب روانه شدند. bible_en_fa And he said unto her, What form is he of? And she said, An old man cometh up; and he is covered with a mantle. And Saul perceived that it was Samuel, and he stooped with his face to the ground, and bowed himself. و آنها را نزد شاول و خادمانش گذاشت که خوردند. پس برخاسته، در آن شب روانه شدند. bible_en_fa And Samuel said to Saul, Why hast thou disquieted me, to bring me up? And Saul answered, I am sore distressed; for the Philistines make war against me, and God is departed from me, and answereth me no more, neither by prophets, nor by dreams: therefore I have called thee, that thou mayest make known unto me what I shall do. و فلسطینیان همه لشکرهای خود را درافیق جمع کردند، و اسرائیلیان نزدچشمه‌ای که در یزرعیل است، فرود آمدند. bible_en_fa Then said Samuel, Wherefore then dost thou ask of me, seeing the LORD is departed from thee, and is become thine enemy? وسرداران فلسطینیان صدها و هزارها می‌گذشتند، و داود و مردانش با اخیش در دنباله ایشان می‌گذشتند. bible_en_fa And the LORD hath done to him, as he spake by me: for the LORD hath rent the kingdom out of thine hand, and given it to thy neighbour, even to David: و سرداران فلسطینیان گفتند که «این عبرانیان کیستند؟» و اخیش به جواب سرداران فلسطینیان گفت: «مگر این داود، بنده شاول، پادشاه اسرائیل نیست که نزد من این‌روزهایا این سالها بوده است و از روزی که نزد من آمد تاامروز در او عیبی نیافتم.» bible_en_fa Because thou obeyedst not the voice of the LORD, nor executedst his fierce wrath upon Amalek, therefore hath the LORD done this thing unto thee this day. اما سرداران فلسطینیان بر وی غضبناک شدند، و سرداران فلسطینیان او را گفتند: «این مردرا باز گردان تا به‌جایی که برایش تعیین کرده‌ای برگردد، و با ما به جنگ نیاید، مبادا در جنگ دشمن ما بشود، زیرا این کس با چه چیز با آقای خود صلح کند آیا نه با سرهای این مردمان؟ bible_en_fa Moreover the LORD will also deliver Israel with thee into the hand of the Philistines: and to morrow shalt thou and thy sons be with me: the LORD also shall deliver the host of Israel into the hand of the Philistines. آیااین داود نیست که درباره او با یکدیگر رقص کرده، می‌سراییدند و می‌گفتند: «شاول هزارهای خود و داود ده هزارهای خویش را کشته است.» bible_en_fa Then Saul fell straightway all along on the earth, and was sore afraid, because of the words of Samuel: and there was no strength in him; for he had eaten no bread all the day, nor all the night. آنگاه اخیش داود را خوانده، او را گفت: «به حیات یهوه قسم که تو مرد راست هستی و خروج و دخول تو با من در اردو به نظر من پسند آمد، زیرا از روز آمدنت نزد من تا امروز از تو بدی ندیده‌ام لیکن در نظر سرداران پسند نیستی. bible_en_fa And the woman came unto Saul, and saw that he was sore troubled, and said unto him, Behold, thine handmaid hath obeyed thy voice, and I have put my life in my hand, and have hearkened unto thy words which thou spakest unto me. پس الان برگشته، به سلامتی برو مبادا مرتکب عملی شوی که در نظر سرداران فلسطینیان ناپسند آید.» bible_en_fa Now therefore, I pray thee, hearken thou also unto the voice of thine handmaid, and let me set a morsel of bread before thee; and eat, that thou mayest have strength, when thou goest on thy way. و داود به اخیش گفت: «چه کرده‌ام و از روزی که به حضور تو بوده‌ام تا امروز در بنده ات چه یافته‌ای تا آنکه به جنگ نیایم و با دشمنان آقایم پادشاه جنگ ننمایم؟» bible_en_fa But he refused, and said, I will not eat. But his servants, together with the woman, compelled him; and he hearkened unto their voice. So he arose from the earth, and sat upon the bed. اخیش در جواب داود گفت: «می‌دانم که تودر نظر من مثل فرشته خدا نیکو هستی لیکن سرداران فلسطینیان گفتند که با ما به جنگ نیاید. bible_en_fa And the woman had a fat calf in the house; and she hasted, and killed it, and took flour, and kneaded it, and did bake unleavened bread thereof: پس الحال بامدادان با بندگان آقایت که همراه تو آمده‌اند، برخیز و چون بامدادان برخاسته باشید و روشنایی برای شما بشود، روانه شوید.»پس داود با کسان خود صبح زود برخاستند تا روانه شده، به زمین فلسطینیان برگردند وفلسطینیان به یزرعیل برآمدند. bible_en_fa And she brought it before Saul, and before his servants; and they did eat. Then they rose up, and went away that night. پس داود با کسان خود صبح زود برخاستند تا روانه شده، به زمین فلسطینیان برگردند وفلسطینیان به یزرعیل برآمدند. bible_en_fa Now the Philistines gathered together all their armies to Aphek: and the Israelites pitched by a fountain which is in Jezreel. و واقع شد چون داود و کسانش در روزسوم به صقلغ رسیدند که عمالقه برجنوب و بر صقلغ هجوم آورده بودند، و صقلغ رازده آن را به آتش سوزانیده بودند. bible_en_fa And the lords of the Philistines passed on by hundreds, and by thousands: but David and his men passed on in the rereward with Achish. و زنان و همه کسانی را که در آن بودند از خرد و بزرگ اسیرکرده، هیچ‌کس را نکشته، بلکه همه را به اسیری برده، به راه خود رفته بودند. bible_en_fa Then said the princes of the Philistines, What do these Hebrews here? And Achish said unto the princes of the Philistines, Is not this David, the servant of Saul the king of Israel, which hath been with me these days, or these years, and I have found no fault in him since he fell unto me unto this day? و چون داود وکسانش به شهر رسیدند، اینک به آتش سوخته، وزنان و پسران و دختران ایشان اسیر شده بودند. bible_en_fa And the princes of the Philistines were wroth with him; and the princes of the Philistines said unto him, Make this fellow return, that he may go again to his place which thou hast appointed him, and let him not go down with us to battle, lest in the battle he be an adversary to us: for wherewith should he reconcile himself unto his master? should it not be with the heads of these men? پس داود و قومی که همراهش بودند آواز خودرا بلند کرده، گریستند تا طاقت گریه کردن دیگرنداشتند. bible_en_fa Is not this David, of whom they sang one to another in dances, saying, Saul slew his thousands, and David his ten thousands? و دو زن داود اخینوعم یزرعیلیه وابیجایل، زن نابال کرملی، اسیر شده بودند. bible_en_fa Then Achish called David, and said unto him, Surely, as the LORD liveth, thou hast been upright, and thy going out and thy coming in with me in the host is good in my sight: for I have not found evil in thee since the day of thy coming unto me unto this day: nevertheless the lords favour thee not. وداود بسیار مضطرب شد زیرا که قوم می‌گفتند که او را سنگسار کنند، چون جان تمامی قوم هر یک برای پسران و دختران خویش بسیار تلخ شده بود، اما داود خویشتن را از یهوه، خدای خود، تقویت نمود. bible_en_fa Wherefore now return, and go in peace, that thou displease not the lords of the Philistines. و داود به ابیاتار کاهن، پسر اخیملک گفت: «ایفود را نزد من بیاور.» و ابیاتار ایفود را نزد داودآورد. bible_en_fa And David said unto Achish, But what have I done? and what hast thou found in thy servant so long as I have been with thee unto this day, that I may not go fight against the enemies of my lord the king? و داود از خداوند سوال نموده، گفت: «اگر این فوج را تعاقب نمایم، آیا به آنها خواهم رسید؟» او وی را گفت: «تعاقب نما زیرا که به تحقیق خواهی رسید و رها خواهی کرد.» bible_en_fa And Achish answered and said to David, I know that thou art good in my sight, as an angel of God: notwithstanding the princes of the Philistines have said, He shall not go up with us to the battle. پس داود و ششصد نفر که همراهش بودند روانه شده، به وادی بسور آمدند و واماندگان در آنجا توقف نمودند. bible_en_fa Wherefore now rise up early in the morning with thy master's servants that are come with thee: and as soon as ye be up early in the morning, and have light, depart. و داود با چهارصد نفر تعاقب نمود ودویست نفر توقف نمودند زیرا به حدی خسته شده بودند که از وادی بسور نتوانستند گذشت. bible_en_fa So David and his men rose up early to depart in the morning, to return into the land of the Philistines. And the Philistines went up to Jezreel. پس شخصی مصری در صحرا یافته، او رانزد داود آوردند و به او نان دادند که خورد و او راآب نوشانیدند. bible_en_fa And it came to pass, when David and his men were come to Ziklag on the third day, that the Amalekites had invaded the south, and Ziklag, and smitten Ziklag, and burned it with fire; و پاره‌ای از قرص انجیر و دوقرص کشمش به او دادند و چون خورد روحش به وی بازگشت زیرا که سه روز و سه شب نه نان خورده، و نه آب نوشیده بود. bible_en_fa And had taken the women captives, that were therein: they slew not any, either great or small, but carried them away, and went on their way. و داود او راگفت: «از آن که هستی و از کجا می‌باشی؟» اوگفت: «من جوان مصری و بنده شخص عمالیقی هستم، و آقایم مرا ترک کرده است زیرا سه روزاست که بیمار شده‌ام. bible_en_fa So David and his men came to the city, and, behold, it was burned with fire; and their wives, and their sons, and their daughters, were taken captives. ما به جنوب کریتیان و برملک یهودا و بر جنوب کالیب تاخت آوردیم. صقلغ را به آتش سوزانیدیم.» bible_en_fa Then David and the people that were with him lifted up their voice and wept, until they had no more power to weep. داود وی راگفت: «آیا مرا به آن گروه خواهی رسانید؟» اوگفت: «برای من به خدا قسم بخور که نه مرا بکشی و نه مرا به‌دست آقایم تسلیم کنی، پس تو را نزدآن گروه خواهم رسانید.» bible_en_fa And David's two wives were taken captives, Ahinoam the Jezreelitess, and Abigail the wife of Nabal the Carmelite. و چون او را به آنجا رسانید اینک بر روی تمامی زمین منتشر شده، می‌خوردند ومی نوشیدند و بزم می‌کردند، به‌سبب تمامی غنیمت عظیمی که از زمین فلسطینیان و از زمین یهودا آورده بودند. bible_en_fa And David was greatly distressed; for the people spake of stoning him, because the soul of all the people was grieved, every man for his sons and for his daughters: but David encouraged himself in the LORD his God. و داود ایشان را از وقت شام تا عصر روز دیگر می‌زد که از ایشان احدی رهایی نیافت جز چهارصد مرد جوان که بر شتران سوار شده، گریختند. bible_en_fa And David said to Abiathar the priest, Ahimelech's son, I pray thee, bring me hither the ephod. And Abiathar brought thither the ephod to David. و داود هرچه عمالقه گرفته بودند، بازگرفت و داود دو زن خود را بازگرفت. bible_en_fa And David inquired at the LORD, saying, Shall I pursue after this troop? shall I overtake them? And he answered him, Pursue: for thou shalt surely overtake them, and without fail recover all. و چیزی از ایشان مفقود نشد از خرد وبزرگ و از پسران و دختران و غنیمت و از همه چیزهایی که برای خود گرفته بودند، بلکه داودهمه را باز آورد. bible_en_fa So David went, he and the six hundred men that were with him, and came to the brook Besor, where those that were left behind stayed. و داود همه گوسفندان وگاوان خود را گرفت و آنها را پیش مواشی دیگرراندند و گفتند این است غنیمت داود. bible_en_fa But David pursued, he and four hundred men: for two hundred abode behind, which were so faint that they could not go over the brook Besor. و داود نزد آن دویست نفر که از شدت خستگی نتوانسته بودند در عقب داود بروند وایشان را نزد وادی بسور واگذاشته بودند آمد، وایشان به استقبال داود و به استقبال قومی که همراهش بودند بیرون آمدند، و چون داود نزدقوم رسید از سلامتی ایشان پرسید. bible_en_fa And they found an Egyptian in the field, and brought him to David, and gave him bread, and he did eat; and they made him drink water; اما جمیع کسان شریر و مردان بلیعال از اشخاصی که با داودرفته بودند متکلم شده، گفتند: «چونکه همراه مانیامدند، از غنیمتی که باز آورده‌ایم چیزی به ایشان نخواهیم داد مگر به هر کس زن و فرزندان او را. پس آنها را برداشته، بروند.» bible_en_fa And they gave him a piece of a cake of figs, and two clusters of raisins: and when he had eaten, his spirit came again to him: for he had eaten no bread, nor drunk any water, three days and three nights. لیکن داودگفت: «ای برادرانم چنین مکنید چونکه خداونداینها را به ما داده است و ما را حفظ نموده، آن فوج را که بر ما تاخت آورده بودند به‌دست ماتسلیم نموده است. bible_en_fa And David said unto him, To whom belongest thou? and whence art thou? And he said, I am a young man of Egypt, servant to an Amalekite; and my master left me, because three days agone I fell sick. و کیست که در این امر به شما گوش دهد زیرا قسمت آنانی که نزد اسباب می‌مانند مثل قسمت آنانی که به جنگ می‌روند، خواهد بود و هر دو قسمت مساوی خواهند برد.» bible_en_fa We made an invasion upon the south of the Cherethites, and upon the coast which belongeth to Judah, and upon the south of Caleb; and we burned Ziklag with fire. و از آن روز به بعد چنین شد که این را قاعده وقانون در اسرائیل تا امروز قرار داد. bible_en_fa And David said to him, Canst thou bring me down to this company? And he said, Swear unto me by God, that thou wilt neither kill me, nor deliver me into the hands of my master, and I will bring thee down to this company. و چون داود به صقلغ رسید، بعضی ازغنیمت را برای مشایخ یهودا و دوستان خودفرستاده، گفت: «اینک هدیه‌ای از غنیمت دشمنان خداوند برای شماست.» bible_en_fa And when he had brought him down, behold, they were spread abroad upon all the earth, eating and drinking, and dancing, because of all the great spoil that they had taken out of the land of the Philistines, and out of the land of Judah. برای اهل بیت ئیل و اهل راموت جنوبی و اهل یتیر؛ bible_en_fa And David smote them from the twilight even unto the evening of the next day: and there escaped not a man of them, save four hundred young men, which rode upon camels, and fled. وبرای اهل عروعیر و اهل سفموت و اهل اشتموع؛ bible_en_fa And David recovered all that the Amalekites had carried away: and David rescued his two wives. و برای اهل راکال و اهل شهرهای یرحمئیلیان و اهل شهرهای قینیان؛ bible_en_fa And there was nothing lacking to them, neither small nor great, neither sons nor daughters, neither spoil, nor any thing that they had taken to them: David recovered all. و برای اهل حرما و اهل کورعاشان و اهل عتاق؛و برای اهل حبرون و جمیع مکانهایی که داود و کسانش درآنها آمد و رفت می‌کردند. bible_en_fa And David took all the flocks and the herds, which they drave before those other cattle, and said, This is David's spoil. و برای اهل حبرون و جمیع مکانهایی که داود و کسانش درآنها آمد و رفت می‌کردند. bible_en_fa And David came to the two hundred men, which were so faint that they could not follow David, whom they had made also to abide at the brook Besor: and they went forth to meet David, and to meet the people that were with him: and when David came near to the people, he saluted them. و فلسطینیان با اسرائیل جنگ کردند ومردان اسرائیل از حضور فلسطینیان فرار کردند، و در کوه جلبوع کشته شده، افتادند. bible_en_fa Then answered all the wicked men and men of Belial, of those that went with David, and said, Because they went not with us, we will not give them ought of the spoil that we have recovered, save to every man his wife and his children, that they may lead them away, and depart. و فلسطینیان، شاول و پسرانش را به سختی تعاقب نمودند، و فلسطینیان یوناتان و ابیناداب وملکیشوع پسران شاول را کشتند. bible_en_fa Then said David, Ye shall not do so, my brethren, with that which the LORD hath given us, who hath preserved us, and delivered the company that came against us into our hand. و جنگ برشاول سخت شد، و تیراندازان دور او را گرفتند وبه‌سبب تیراندازان به غایت دلتنگ گردید. bible_en_fa For who will hearken unto you in this matter? but as his part is that goeth down to the battle, so shall his part be that tarrieth by the stuff: they shall part alike. و شاول به سلاحدار خود گفت: «شمشیرخود را کشیده، آن را به من فرو بر مبادا این نامختونان آمده، مرا مجروح سازند و مرا افتضاح نمایند.» اما سلاحدارش نخواست زیرا که بسیاردر ترس بود. پس شاول شمشیر خود را گرفته، برآن افتاد. bible_en_fa And it was so from that day forward, that he made it a statute and an ordinance for Israel unto this day. و هنگامی که سلاحدارش شاول را دید که مرده است، او نیز بر شمشیر خود افتاده، با اوبمرد. bible_en_fa And when David came to Ziklag, he sent of the spoil unto the elders of Judah, even to his friends, saying, Behold a present for you of the spoil of the enemies of the LORD; پس شاول و سه پسرش و سلاحدارش وجمیع کسانش نیز در آن روز با هم مردند. bible_en_fa To them which were in Bethel, and to them which were in south Ramoth, and to them which were in Jattir, وچون مردان اسرائیل که به آن طرف دره و به آن طرف اردن بودند، دیدند که مردان اسرائیل فرارکرده‌اند و شاول و پسرانش مرده‌اند، شهرهای خود را ترک کرده، گریختند و فلسطینیان آمده، در آنها ساکن شدند. bible_en_fa And to them which were in Aroer, and to them which were in Siphmoth, and to them which were in Eshtemoa, و در فردای آن روز، چون فلسطینیان برای برهنه کردن کشتگان آمدند، شاول و سه پسرش رایافتند که در کوه جلبوع افتاده بودند. bible_en_fa And to them which were in Rachal, and to them which were in the cities of the Jerahmeelites, and to them which were in the cities of the Kenites, پس سر اورا بریدند و اسلحه‌اش را بیرون کرده، به زمین فلسطینیان، به هر طرف فرستادند تا به بتخانه های خود و به قوم مژده برسانند. bible_en_fa And to them which were in Hormah, and to them which were in Chor-ashan, and to them which were in Athach, و اسلحه او را درخانه عشتاروت نهادند و جسدش را بر حصاربیتشان آویختند. bible_en_fa And to them which were in Hebron, and to all the places where David himself and his men were wont to haunt. و چون ساکنان یابیش جلعاد، آنچه را که فلسطینیان به شاول کرده بودندشنیدند،جمیع مردان شجاع برخاسته، و تمامی شب سفر کرده، جسد شاول و اجسادپسرانش را از حصار بیتشان گرفتند، و به یابیش برگشته، آنها را در آنجا سوزانیدند. bible_en_fa Now the Philistines fought against Israel: and the men of Israel fled from before the Philistines, and fell down slain in mount Gilboa. جمیع مردان شجاع برخاسته، و تمامی شب سفر کرده، جسد شاول و اجسادپسرانش را از حصار بیتشان گرفتند، و به یابیش برگشته، آنها را در آنجا سوزانیدند. bible_en_fa And the Philistines followed hard upon Saul and upon his sons; and the Philistines slew Jonathan, and Abinadab, and Malchi-shua, Saul's sons. و بعد از وفات شاول و مراجعت داود از مقاتله عمالقه واقع شد که داود دو روز درصقلغ توقف نمود. bible_en_fa And the battle went sore against Saul, and the archers hit him; and he was sore wounded of the archers. و در روز سوم ناگاه شخصی از نزد شاول با لباس دریده و خاک بر سرش ریخته از لشکر آمد، و چون نزد داود رسید، به زمین افتاده، تعظیم نمود. bible_en_fa Then said Saul unto his armourbearer, Draw thy sword, and thrust me through therewith; lest these uncircumcised come and thrust me through, and abuse me. But his armourbearer would not; for he was sore afraid. Therefore Saul took a sword, and fell upon it. و داود وی را گفت: «ازکجا آمدی؟» او در جواب وی گفت: «از لشکراسرائیل فرار کرده‌ام.» bible_en_fa And when his armourbearer saw that Saul was dead, he fell likewise upon his sword, and died with him. داود وی را گفت: «مراخبر بده که کار چگونه شده است.» او گفت: «قوم از جنگ فرار کردند و بسیاری از قوم نیز افتادند ومردند، و هم شاول و پسرش، یوناتان، مردند.» bible_en_fa So Saul died, and his three sons, and his armourbearer, and all his men, that same day together. پس داود به جوانی که او را مخبر ساخته بود، گفت: «چگونه دانستی که شاول و پسرش یوناتان مرده‌اند.» bible_en_fa And when the men of Israel that were on the other side of the valley, and they that were on the other side Jordan, saw that the men of Israel fled, and that Saul and his sons were dead, they forsook the cities, and fled; and the Philistines came and dwelt in them. و جوانی که او را مخبر ساخته بود، گفت: «اتفاق مرا در کوه جلبوع گذر افتاد و اینک شاول بر نیزه خود تکیه می‌نمود، و اینک ارابه‌ها وسواران او را به سختی تعاقب می‌کردند. bible_en_fa And it came to pass on the morrow, when the Philistines came to strip the slain, that they found Saul and his three sons fallen in mount Gilboa. و به عقب نگریسته، مرا دید و مرا خواند و جواب دادم، لبیک. bible_en_fa And they cut off his head, and stripped off his armour, and sent into the land of the Philistines round about, to publish it in the house of their idols, and among the people. او مرا گفت: تو کیستی؟ وی را گفتم: عمالیقی هستم. bible_en_fa And they put his armour in the house of Ashtaroth: and they fastened his body to the wall of Beth-shan. او به من گفت: تمنا اینکه بر من بایستی و مرا بکشی زیرا که پریشانی مرا در‌گرفته است چونکه تمام جانم تا بحال در من است. bible_en_fa And when the inhabitants of Jabesh-gilead heard of that which the Philistines had done to Saul; پس بر او ایستاده، او را کشتم زیرا دانستم که بعد از افتادنش زنده نخواهد ماند و تاجی که برسرش و بازوبندی که بر بازویش بود، گرفته، آنها را اینجا نزد آقایم آوردم.» bible_en_fa All the valiant men arose, and went all night, and took the body of Saul and the bodies of his sons from the wall of Beth-shan, and came to Jabesh, and burnt them there. آنگاه داود جامه خود را گرفته، آن را دریدو تمامی کسانی که همراهش بودند، چنین کردند. bible_en_fa And they took their bones, and buried them under a tree at Jabesh, and fasted seven days. و برای شاول و پسرش، یوناتان، و برای قوم خداوند و خاندان اسرائیل ماتم گرفتند و گریه کردند، و تا شام روزه داشتند، زیرا که به دم شمشیر افتاده بودند. bible_en_fa Now it came to pass after the death of Saul, when David was returned from the slaughter of the Amalekites, and David had abode two days in Ziklag; و داود به جوانی که او رامخبر ساخت، گفت: «تو از کجا هستی؟» او گفت: «من پسر مرد غریب عمالیقی هستم.» bible_en_fa It came even to pass on the third day, that, behold, a man came out of the camp from Saul with his clothes rent, and earth upon his head: and so it was, when he came to David, that he fell to the earth, and did obeisance. داود وی را گفت: «چگونه نترسیدی که دست خود را بلندکرده، مسیح خداوند را هلاک ساختی؟» bible_en_fa And David said unto him, From whence comest thou? And he said unto him, Out of the camp of Israel am I escaped. آنگاه داود یکی از خادمان خود را طلبیده، گفت: «نزدیک آمده، او را بکش.» پس او را زد که مرد. bible_en_fa And David said unto him, How went the matter? I pray thee, tell me. And he answered, That the people are fled from the battle, and many of the people also are fallen and dead; and Saul and Jonathan his son are dead also. و داود او راگفت: «خونت بر سر خودت باشدزیرا که دهانت بر تو شهادت داده، گفت که من مسیح خداوند را کشتم.» bible_en_fa And David said unto the young man that told him, How knowest thou that Saul and Jonathan his son be dead? و داود این مرثیه را درباره شاول و پسرش یوناتان انشا کرد. bible_en_fa And the young man that told him said, As I happened by chance upon mount Gilboa, behold, Saul leaned upon his spear; and, lo, the chariots and horsemen followed hard after him. و امر فرمود که نشید قوس رابه بنی یهودا تعلیم دهند. اینک در سفر یاشرمکتوب است: bible_en_fa And when he looked behind him, he saw me, and called unto me. And I answered, Here am I. «زیبایی تو‌ای اسرائیل در مکانهای بلندت کشته شد. جباران چگونه افتادند. bible_en_fa And he said unto me, Who art thou? And I answered him, I am an Amalekite. در جت اطلاع ندهید و در کوچه های اشقلون خبر مرسانید، مبادا دختران فلسطینیان شادی کنند. و مبادا دختران نامختونان وجد نمایند. bible_en_fa And he said unto me again, Stand, I pray thee, upon me, and slay me: for anguish is come upon me, because my life is yet whole in me. ‌ای کوههای جلبوع، شبنم و باران بر شما نبارد. و نه از کشتزارهایت هدایا بشود، زیرا در آنجاسپر جباران دور انداخته شد. سپر شاول که گویابه روغن مسح نشده بود. bible_en_fa So I stood upon him, and slew him, because I was sure that he could not live after that he was fallen: and I took the crown that was upon his head, and the bracelet that was on his arm, and have brought them hither unto my lord. از خون کشتگان و از پیه جباران، کمان یوناتان برنگردید. و شمشیر شاول تهی برنگشت. bible_en_fa Then David took hold on his clothes, and rent them; and likewise all the men that were with him: شاول و یوناتان در حیات خویش محبوب نازنین بودند. و در موت خود از یکدیگر جدانشدند. از عقابها تیزپرتر و از شیران تواناتر بودند. bible_en_fa And they mourned, and wept, and fasted until even, for Saul, and for Jonathan his son, and for the people of the LORD, and for the house of Israel; because they were fallen by the sword. ‌ای دختران اسرائیل برای شاول گریه کنید که شما را به قرمز و نفایس ملبس می‌ساخت وزیورهای طلا بر لباس شما می‌گذاشت. bible_en_fa And David said unto the young man that told him, Whence art thou? And he answered, I am the son of a stranger, an Amalekite. شجاعان در معرض جنگ چگونه افتادند. ای یوناتان بر مکان های بلند خود کشته شدی. bible_en_fa And David said unto him, How wast thou not afraid to stretch forth thine hand to destroy the LORD's anointed? ‌ای برادر من یوناتان برای تو دلتنگ شده‌ام. برای من بسیار نازنین بودی. محبت تو با من عجیب تر از محبت زنان بود.جباران چگونه افتادند. و چگونه اسلحه جنگ تلف شد.» bible_en_fa And David called one of the young men, and said, Go near, and fall upon him. And he smote him that he died. جباران چگونه افتادند. و چگونه اسلحه جنگ تلف شد.» bible_en_fa And David said unto him, Thy blood be upon thy head; for thy mouth hath testified against thee, saying, I have slain the LORD's anointed. و بعد از آن واقع شد که داود از خداوندسوال نموده، گفت: «آیا به یکی ازشهرهای یهودا برآیم؟» خداوند وی را گفت: «برآی.» داود گفت: «کجا برآیم؟» گفت: «به حبرون.» bible_en_fa And David lamented with this lamentation over Saul and over Jonathan his son: پس داود به آنجا برآمد و دو زنش نیزاخینوعم یزرعیلیه و ابیجایل زن نابال کرملی. bible_en_fa (Also he bade them teach the children of Judah the use of the bow: behold, it is written in the book of Jasher.) وداود کسانی را که با او بودند با خاندان هر یکی برد، و در شهرهای حبرون ساکن شدند. bible_en_fa The beauty of Israel is slain upon thy high places: how are the mighty fallen! و مردان یهودا آمده، داود را در آنجا مسح کردند، تا برخاندان یهودا پادشاه شود. و به داود خبر داده، گفتند که «اهل یابیش جلعاد بودند که شاول رادفن کردند.» bible_en_fa Tell it not in Gath, publish it not in the streets of Askelon; lest the daughters of the Philistines rejoice, lest the daughters of the uncircumcised triumph. پس داود قاصدان نزد اهل یابیش جلعاد فرستاده، به ایشان گفت: «شما از جانب خداوند مبارک باشید زیرا که این احسان را به آقای خود شاول نمودید و او را دفن کردید. bible_en_fa Ye mountains of Gilboa, let there be no dew, neither let there be rain, upon you, nor fields of offerings: for there the shield of the mighty is vilely cast away, the shield of Saul, as though he had not been anointed with oil. والان خداوند به شما احسان و راستی بنماید و من نیز جزای این نیکویی را به شما خواهم نمودچونکه این کار را کردید. bible_en_fa From the blood of the slain, from the fat of the mighty, the bow of Jonathan turned not back, and the sword of Saul returned not empty. و حال دستهای شماقوی باشد و شما شجاع باشید زیرا آقای شماشاول مرده است و خاندان یهودا نیز مرا بر خود به پادشاهی مسح نمودند.» bible_en_fa Saul and Jonathan were lovely and pleasant in their lives, and in their death they were not divided: they were swifter than eagles, they were stronger than lions. اما ابنیر بن نیر سردار لشکر شاول، ایشبوشت بن شاول را گرفته، او را به محنایم برد. bible_en_fa Ye daughters of Israel, weep over Saul, who clothed you in scarlet, with other delights, who put on ornaments of gold upon your apparel. و او را بر جلعاد و بر آشوریان و بر یزرعیل و برافرایم و بر بنیامین و بر تمامی اسرائیل پادشاه ساخت. bible_en_fa How are the mighty fallen in the midst of the battle! O Jonathan, thou was slain in thine high places. و ایشبوشت بن شاول هنگامی که براسرائیل پادشاه شد چهل ساله بود، و دو سال سلطنت نمود، اما خاندان یهودا، داود را متابعت کردند. bible_en_fa I am distressed for thee, my brother Jonathan: very pleasant hast thou been unto me: thy love to me was wonderful, passing the love of women. و عدد ایامی که داود در حبرون برخاندان یهودا سلطنت نمود هفت سال و شش ماه بود. bible_en_fa How are the mighty fallen, and the weapons of war perished! و ابنیر بن نیر و بندگان ایشبوشت بن شاول ازمحنایم به جبعون بیرون آمدند. bible_en_fa And it came to pass after this, that David inquired of the LORD, saying, Shall I go up into any of the cities of Judah? And the LORD said unto him, Go up. And David said, Whither shall I go up? And he said, Unto Hebron. و یوآب بن صرویه و بندگان داود بیرون آمده، نزد برکه جبعون با آنها ملتقی شدند، و اینان به این طرف برکه و آنان بر آن طرف برکه نشستند. bible_en_fa So David went up thither, and his two wives also, Ahinoam the Jezreelitess, and Abigail Nabal's wife the Carmelite. و ابنیر به یوآب گفت: «الان جوانان برخیزند و در حضور مابازی کنند.» یوآب گفت: «برخیزید.» bible_en_fa And his men that were with him did David bring up, every man with his household: and they dwelt in the cities of Hebron. پس برخاسته، به شماره عبور کردند، دوازده نفر برای بنیامین و برای ایشبوشت بن شاول و دوازده نفر ازبندگان داود. bible_en_fa And the men of Judah came, and there they anointed David king over the house of Judah. And they told David, saying, That the men of Jabesh-gilead were they that buried Saul. و هر یک از ایشان سر حریف خود را گرفته، شمشیر خود را در پهلویش زد، پس با هم افتادند. پس آن مکان را که در جبعون است، حلقت هصوریم نامیدند. bible_en_fa And David sent messengers unto the men of Jabesh-gilead, and said unto them, Blessed be ye of the LORD, that ye have shewed this kindness unto your lord, even unto Saul, and have buried him. و آن روزجنگ بسیار سخت بود و ابنیر و مردان اسرائیل ازحضور بندگان داود منهزم شدند. bible_en_fa And now the LORD shew kindness and truth unto you: and I also will requite you this kindness, because ye have done this thing. و سه پسر صرویه، یوآب و ابیشای وعسائیل، در آنجا بودند، و عسائیل مثل غزال بری سبک پا بود. bible_en_fa Therefore now let your hands be strengthened, and be ye valiant: for your master Saul is dead, and also the house of Judah have anointed me king over them. و عسائیل، ابنیر را تعاقب کرد ودر رفتن به طرف راست یا چپ از تعاقب ابنیرانحراف نورزید. bible_en_fa But Abner the son of Ner, captain of Saul's host, took Ish-bosheth the son of Saul, and brought him over to Mahanaim; و ابنیر به عقب نگریسته، گفت: «آیا تو عسائیل هستی؟» گفت: «من هستم.» bible_en_fa And made him king over Gilead, and over the Ashurites, and over Jezreel, and over Ephraim, and over Benjamin, and over all Israel. ابنیر وی را گفت: «به طرف راست یا به طرف چپ خود برگرد و یکی از جوانان را گرفته، اسلحه او را بردار.» اما عسائیل نخواست که ازعقب او انحراف ورزد. bible_en_fa Ish-bosheth Saul's son was forty years old when he began to reign over Israel, and reigned two years. But the house of Judah followed David. پس ابنیر بار دیگر به عسائیل گفت: «از عقب من برگرد چرا تو را به زمین بزنم، پس چگونه روی خود را نزد برادرت یوآب برافرازم.» bible_en_fa And the time that David was king in Hebron over the house of Judah was seven years and six months. و چون نخواست که برگرددابنیر او را به موخر نیزه خود به شکمش زد که سرنیزه از عقبش بیرون آمد و در آنجا افتاده، درجایش مرد. و هر کس که به مکان افتادن و مردن عسائیل رسید، ایستاد. bible_en_fa And Abner the son of Ner, and the servants of Ish-bosheth the son of Saul, went out from Mahanaim to Gibeon. اما یوآب و ابیشای، ابنیر را تعاقب کردند وچون ایشان به تل امه که به مقابل جیح در راه بیابان جبعون است رسیدند، آفتاب فرو رفت. bible_en_fa And Joab the son of Zeruiah, and the servants of David, went out, and met together by the pool of Gibeon: and they sat down, the one on the one side of the pool, and the other on the other side of the pool. وبنی بنیامین بر عقب ابنیر جمع شده، یک گروه شدند و بر سر یک تل ایستادند. bible_en_fa And Abner said to Joab, Let the young men now arise, and play before us. And Joab said, Let them arise. و ابنیر یوآب را صدا زده، گفت که «آیا شمشیر تا به ابد هلاک سازد؟ آیا نمی دانی که آخر به تلخی خواهدانجامید؟ پس تا به کی قوم را امر نمی کنی که ازتعاقب برادران خویش برگردند.» bible_en_fa Then there arose and went over by number twelve of Benjamin, which pertained to Ish-bosheth the son of Saul, and twelve of the servants of David. یوآب درجواب گفت: «به خدای حی قسم اگر سخن نگفته بودی هر آینه قوم در صبح از تعاقب برادران خودبرمی گشتند.» bible_en_fa And they caught every one his fellow by the head, and thrust his sword in his fellow's side; so they fell down together: wherefore that place was called Helkath-hazzurim, which is in Gibeon. پس یوآب کرنا نواخته، تمامی قوم ایستادند و اسرائیل را باز تعاقب ننمودند ودیگر جنگ نکردند. bible_en_fa And there was a very sore battle that day; and Abner was beaten, and the men of Israel, before the servants of David. و ابنیر و کسانش، تمامی آن شب را از راه عربه رفته، از اردن عبور کردند و از تمامی یترون گذشته، به محنایم رسیدند. bible_en_fa And there were three sons of Zeruiah there, Joab, and Abishai, and Asahel: and Asahel was as light of foot as a wild roe. و یوآب از عقب ابنیر برگشته، تمامی قوم را جمع کرد. و از بندگان داود سوای عسائیل نوزده نفر مفقود بودند. bible_en_fa And Asahel pursued after Abner; and in going he turned not to the right hand nor to the left from following Abner. امابندگان داود، بنیامین و مردمان ابنیر را زدند که ازایشان سیصد و شصت نفر مردند.و عسائیل رابرداشته، او را در قبر پدرش که در بیت لحم است، دفن کردند و یوآب و کسانش، تمامی شب کوچ کرده، هنگام طلوع فجر به حبرون رسیدند. bible_en_fa Then Abner looked behind him, and said, Art thou Asahel? And he answered, I am. و عسائیل رابرداشته، او را در قبر پدرش که در بیت لحم است، دفن کردند و یوآب و کسانش، تمامی شب کوچ کرده، هنگام طلوع فجر به حبرون رسیدند. bible_en_fa And Abner said to him, Turn thee aside to thy right hand or to thy left, and lay thee hold on one of the young men, and take thee his armour. But Asahel would not turn aside from following of him. و جنگ در میان خاندان شاول و خاندان داود به طول انجامید و داود روز به روزقوت می‌گرفت و خاندان شاول روز به روزضعیف می‌شدند. bible_en_fa And Abner said again to Asahel, Turn thee aside from following me: wherefore should I smite thee to the ground? how then should I hold up my face to Joab thy brother? و برای داود در حبرون پسران زاییده شدند، و نخست زاده‌اش، عمون، از اخینوعم یزرعیلیه بود. bible_en_fa Howbeit he refused to turn aside: wherefore Abner with the hinder end of the spear smote him under the fifth rib, that the spear came out behind him; and he fell down there, and died in the same place: and it came to pass, that as many as came to the place where Asahel fell down and died stood still. و دومش، کیلاب، از ابیجایل، زن نابال کرملی، و سوم، ابشالوم، پسر معکه، دختر تلمای پادشاه جشور. bible_en_fa Joab also and Abishai pursued after Abner: and the sun went down when they were come to the hill of Ammah, that lieth before Giah by the way of the wilderness of Gibeon. و چهارم ادونیا، پسر حجیت، وپنجم شفطیا پسر ابیطال، bible_en_fa And the children of Benjamin gathered themselves together after Abner, and became one troop, and stood on the top of an hill. و ششم، یترعام ازعجله، زن داود. اینان برای داود در حبرون زاییده شدند. bible_en_fa Then Abner called to Joab, and said, Shall the sword devour for ever? knowest thou not that it will be bitterness in the latter end? how long shall it be then, ere thou bid the people return from following their brethren? و هنگامی که جنگ در میان خاندان شاول وخاندان داود می‌بود، ابنیر، خاندان شاول راتقویت می‌نمود. bible_en_fa And Joab said, As God liveth, unless thou hadst spoken, surely then in the morning the people had gone up every one from following his brother. و شاول را کنیزی مسمی به رصفه دختر ایه بود، و ایشبوشت به ابنیر گفت: «چرا به کنیز پدرم درآمدی؟» bible_en_fa So Joab blew a trumpet, and all the people stood still, and pursued after Israel no more, neither fought they any more. و خشم ابنیر به‌سبب سخن ایشبوشت بسیار افروخته شده، گفت: «آیا من سر سگ برای یهودا هستم و حال آنکه امروز به خاندان پدرت، شاول، و برادرانش واصحابش احسان نموده‌ام و تو را به‌دست داودتسلیم نکرده‌ام که به‌سبب این زن امروز گناه بر من اسناد می‌دهی؟ bible_en_fa And Abner and his men walked all that night through the plain, and passed over Jordan, and went through all Bithron, and they came to Mahanaim. خدا مثل این و زیاده از این به ابنیر بکند اگر من به طوری که خداوند برای داودقسم خورده است، برایش چنین عمل ننمایم. bible_en_fa And Joab returned from following Abner: and when he had gathered all the people together, there lacked of David's servants nineteen men and Asahel. تا سلطنت را از خاندان شاول نقل نموده، کرسی داود را بر اسرائیل و یهودا از دان تا بئرشبع پایدار گردانم.» bible_en_fa But the servants of David had smitten of Benjamin, and of Abner's men, so that three hundred and threescore men died. و او دیگر نتوانست در جواب ابنیر سخنی گوید زیرا که از او می‌ترسید. bible_en_fa And they took up Asahel, and buried him in the sepulchre of his father, which was in Bethlehem. And Joab and his men went all night, and they came to Hebron at break of day. پس ابنیر در آن حین قاصدان نزد داودفرستاده، گفت: «این زمین مال کیست؟ و گفت تو بامن عهد ببند و اینک دست من با تو خواهد بود تاتمامی اسرائیل را به سوی تو برگردانم.» bible_en_fa Now there was long war between the house of Saul and the house of David: but David waxed stronger and stronger, and the house of Saul waxed weaker and weaker. اوگفت: «خوب، من با تو عهد خواهم بست ولیکن یک چیز از تو می‌طلبم و آن این است که روی مرانخواهی دید، جز اینکه اول چون برای دیدن روی من بیایی میکال، دختر شاول را بیاوری.» bible_en_fa And unto David were sons born in Hebron: and his firstborn was Amnon, of Ahinoam the Jezreelitess; پس داود رسولان نزد ایشبوشت بن شاول فرستاده، گفت: «زن من، میکال را که برای خود به صد قلفه فلسطینیان نامزد ساختم، نزد من بفرست.» bible_en_fa And his second, Chileab, of Abigail the wife of Nabal the Carmelite; and the third, Absalom the son of Maacah the daughter of Talmai king of Geshur; پس ایشبوشت فرستاده، او را از نزد شوهرش فلطئیل بن لایش گرفت. bible_en_fa And the fourth, Adonijah the son of Haggith; and the fifth, Shephatiah the son of Abital; و شوهرش همراهش رفت و در عقبش تا حوریم گریه می‌کرد. پس ابنیر وی را گفت: «برگشته، برو.» و اوبرگشت. bible_en_fa And the sixth, Ithream, by Eglah David's wife. These were born to David in Hebron. و ابنیر با مشایخ اسرائیل تکلم نموده، گفت: «قبل از این داود را می‌طلبیدید تا بر شماپادشاهی کند. bible_en_fa And it came to pass, while there was war between the house of Saul and the house of David, that Abner made himself strong for the house of Saul. پس الان این را به انجام برسانیدزیرا خداوند درباره داود گفته است که به وسیله بنده خود، داود، قوم خویش، اسرائیل را از دست فلسطینیان و از دست جمیع دشمنان ایشان نجات خواهم داد.» bible_en_fa And Saul had a concubine, whose name was Rizpah, the daughter of Aiah: and Ish-bosheth said to Abner, Wherefore hast thou gone in unto my father's concubine? و ابنیر به گوش بنیامینیان نیزسخن گفت. و ابنیر هم به حبرون رفت تا آنچه راکه در نظر اسرائیل و در نظر تمامی خاندان بنیامین پسند آمده بود، به گوش داود بگوید. bible_en_fa Then was Abner very wroth for the words of Ish-bosheth, and said, Am I a dog's head, which against Judah do shew kindness this day unto the house of Saul thy father, to his brethren, and to his friends, and have not delivered thee into the hand of David, that thou chargest me to day with a fault concerning this woman? پس ابنیر بیست نفر با خود برداشته، نزدداود به حبرون آمد و داود به جهت ابنیر ورفقایش ضیافتی برپا کرد. bible_en_fa So do God to Abner, and more also, except, as the LORD hath sworn to David, even so I do to him; و ابنیر به داود گفت: «من برخاسته، خواهم رفت و تمامی اسرائیل رانزد آقای خود، پادشاه، جمع خواهم آورد تا با توعهد ببندند و به هر‌آنچه دلت می‌خواهد سلطنت نمایی. پس داود ابنیر را مرخص نموده، او به سلامتی برفت. bible_en_fa To translate the kingdom from the house of Saul, and to set up the throne of David over Israel and over Judah, from Dan even to Beer-sheba. و ناگاه بندگان داود و یوآب از غارتی بازآمده، غنیمت بسیار با خود آوردند. و ابنیر با داوددر حبرون نبود زیرا وی را رخصت داده، و او به سلامتی رفته بود. bible_en_fa And he could not answer Abner a word again, because he feared him. و چون یوآب و تمامی لشکری که همراهش بودند، برگشتند، یوآب راخبر داده، گفتند که «ابنیر بن نیر نزد پادشاه آمد واو را رخصت داده و به سلامتی رفت.» bible_en_fa And Abner sent messengers to David on his behalf, saying, Whose is the land? saying also, Make thy league with me, and, behold, my hand shall be with thee, to bring about all Israel unto thee. پس یوآب نزد پادشاه آمده، گفت: «چه کردی! اینک ابنیر نزد تو آمد. چرا او را رخصت دادی و رفت؟ bible_en_fa And he said, Well; I will make a league with thee: but one thing I require of thee, that is, Thou shalt not see my face, except thou first bring Michal Saul's daughter, when thou comest to see my face. ابنیر بن نیر را می‌دانی که او آمد تا تو را فریب دهد و خروج و دخول تو را بداند و هر کاری را که می‌کنی دریافت کند.» bible_en_fa And David sent messengers to Ish-bosheth Saul's son, saying, Deliver me my wife Michal, which I espoused to me for an hundred foreskins of the Philistines. و یوآب از حضور داود بیرون رفته، قاصدان در عقب ابنیر فرستاد که او را از چشمه سیره بازآوردند اما داود ندانست. bible_en_fa And Ish-bosheth sent, and took her from her husband, even from Phaltiel the son of Laish. و چون ابنیربه حبرون برگشت، یوآب او را در میان دروازه به کنار کشید تا با او به خفیه سخن گوید و به‌سبب خون برادرش عسائیل به شکم او زد که مرد. bible_en_fa And her husband went with her along weeping behind her to Bahurim. Then said Abner unto him, Go, return. And he returned. وبعد از آن چون داود این را شنید، گفت: «من وسلطنت من به حضور خداوند از خون ابنیر بن نیرتا به ابد بری هستیم. bible_en_fa And Abner had communication with the elders of Israel, saying, Ye sought for David in times past to be king over you: پس بر سر یوآب و تمامی خاندان پدرش قرار گیرد و کسی‌که جریان وبرص داشته باشد و بر عصا تکیه کند و به شمشیربیفتد و محتاج نان باشد، از خاندان یوآب منقطع نشود.» bible_en_fa Now then do it: for the LORD hath spoken of David, saying, By the hand of my servant David I will save my people Israel out of the hand of the Philistines, and out of the hand of all their enemies. و یوآب و برادرش ابیشای، ابنیر راکشتند، به‌سبب این که برادر ایشان، عسائیل را درجبعون در جنگ کشته بود. bible_en_fa And Abner also spake in the ears of Benjamin: and Abner went also to speak in the ears of David in Hebron all that seemed good to Israel, and that seemed good to the whole house of Benjamin. و داود به یوآب و تمامی قومی که همراهش بودند، گفت: «جامه خود را بدرید وپلاس بپوشید و برای ابنیر نوحه کنید.» و داودپادشاه در عقب جنازه رفت. bible_en_fa So Abner came to David to Hebron, and twenty men with him. And David made Abner and the men that were with him a feast. و ابنیر را درحبرون دفن کردند و پادشاه آواز خود را بلندکرده، نزد قبر ابنیر گریست و تمامی قوم گریه کردند. bible_en_fa And Abner said unto David, I will arise and go, and will gather all Israel unto my lord the king, that they may make a league with thee, and that thou mayest reign over all that thine heart desireth. And David sent Abner away; and he went in peace. و پادشاه برای ابنیر مرثیه خوانده، گفت: «آیا باید ابنیر بمیرد به طوری که شخص احمق می‌میرد. bible_en_fa And, Behold, the servants of David and Joab came from pursuing a troop, and brought in a great spoil with them: but Abner was not with David in Hebron; for he had sent him away, and he was gone in peace. دستهای تو بسته نشد وپایهایت در زنجیر گذاشته نشد. مثل کسی‌که پیش شریران افتاده باشد افتادی.» پس تمامی قوم بار دیگر برای او گریه کردند. bible_en_fa When Joab and all the host that was with him were come, they told Joab, saying, Abner the son of Ner came to the king, and he hath sent him away, and he is gone in peace. و تمامی قوم چون هنوز روز بود آمدند تا داود را نان بخوراننداما داود قسم خورده، گفت: «خدا به من مثل این بلکه زیاده از این بکند اگر نان یا چیز دیگر پیش ازغروب آفتاب بچشم.» bible_en_fa Then Joab came to the king, and said, What hast thou done? behold, Abner came unto thee; why is it that thou hast sent him away, and he is quite gone? و تمامی قوم ملتفت شدند و به نظر ایشان پسند آمد. چنانکه هر‌چه پادشاه می‌کرد، در نظر تمامی قوم پسند می‌آمد. bible_en_fa Thou knowest Abner the son of Ner, that he came to deceive thee, and to know thy going out and thy coming in, and to know all that thou doest. و جمیع قوم و تمامی اسرائیل در آن روزدانستند که کشتن ابنیر بن نیر از پادشاه نبود. bible_en_fa And when Joab was come out from David, he sent messengers after Abner, which brought him again from the well of Sirah: but David knew it not. وپادشاه به خادمان خود گفت: «آیا نمی دانید که سروری و مرد بزرگی امروز در اسرائیل افتاد؟و من امروز با آنکه به پادشاهی مسح شده‌ام ضعیف هستم و این مردان، یعنی پسران صرویه ازمن تواناترند. خداوند عامل شرارت را بر‌حسب شرارتش جزا دهد.» bible_en_fa And when Abner was returned to Hebron, Joab took him aside in the gate to speak with him quietly, and smote him there under the fifth rib, that he died, for the blood of Asahel his brother. و من امروز با آنکه به پادشاهی مسح شده‌ام ضعیف هستم و این مردان، یعنی پسران صرویه ازمن تواناترند. خداوند عامل شرارت را بر‌حسب شرارتش جزا دهد.» bible_en_fa And afterward when David heard it, he said, I and my kingdom are guiltless before the LORD for ever from the blood of Abner the son of Ner: و چون پسر شاول شنید که ابنیر در حبرون مرده است دستهایش ضعیف شد، وتمامی اسرائیل پریشان گردیدند. bible_en_fa Let it rest on the head of Joab, and on all his father's house; and let there not fail from the house of Joab one that hath an issue, or that is a leper, or that leaneth on a staff, or that falleth on the sword, or that lacketh bread. و پسر شاول دو مرد داشت که سردار فوج بودند؛ اسم یکی بعنه و اسم دیگری ریکاب بود، پسران رمون بئیروتی از بنی بنیامین، زیرا که بئیروت با بنیامین محسوب بود. bible_en_fa So Joab and Abishai his brother slew Abner, because he had slain their brother Asahel at Gibeon in the battle. و بئیروتیان به جتایم فرار کرده، در آنجا تا امروز غربت پذیرفتند. bible_en_fa And David said to Joab, and to all the people that were with him, Rend your clothes, and gird you with sackcloth, and mourn before Abner. And king David himself followed the bier. و یوناتان پسر شاول را پسری لنگ بود که هنگام رسیدن خبر شاول و یوناتان از یزرعیل، پنج ساله بود، و دایه‌اش او را برداشته، فرار کرد. وچون به فرار کردن تعجیل می‌نمود، او افتاد و لنگ شد و اسمش مفیبوشت بود. bible_en_fa And they buried Abner in Hebron: and the king lifted up his voice, and wept at the grave of Abner; and all the people wept. و ریکاب و بعنه، پسران رمون بئیروتی روانه شده، در وقت گرمای روز به خانه ایشبوشت داخل شدند و او به خواب ظهر بود. bible_en_fa And the king lamented over Abner, and said, Died Abner as a fool dieth? پس به بهانه‌ای که گندم بگیرند در میان خانه داخل شده، به شکم او زدند و ریکاب و برادرش بعنه فرارکردند. bible_en_fa Thy hands were not bound, nor thy feet put into fetters: as a man falleth before wicked men, so fellest thou. And all the people wept again over him. و چون به خانه داخل شدند و او بربسترش در خوابگاه خود می‌خوابید، او را زدند وکشتند و سرش را از تن جدا کردند و سرش راگرفته، از راه عربه تمامی شب کوچ کردند. bible_en_fa And when all the people came to cause David to eat meat while it was yet day, David sware, saying, So do God to me, and more also, if I taste bread, or ought else, till the sun be down. و سرایشبوشت را نزد داود به حبرون آورده، به پادشاه گفتند: «اینک سر دشمنت، ایشبوشت، پسرشاول، که قصد جان تو می‌داشت. و خداوندامروز انتقام آقای ما پادشاه را از شاول و ذریه‌اش کشیده است.» bible_en_fa And all the people took notice of it, and it pleased them: as whatsoever the king did pleased all the people. و داود ریکاب و برادرش بعنه، پسران رمون بئیروتی را جواب داده، به ایشان گفت: «قسم به حیات خداوند که جان مرا از هر تنگی فدیه داده است. bible_en_fa For all the people and all Israel understood that day that it was not of the king to slay Abner the son of Ner. وقتی که کسی مرا خبر داده، گفت که اینک شاول مرده است و گمان می‌برد که بشارت می‌آورد، او را گرفته، در صقلغ کشتم و این اجرت بشارت بود که به او دادم. bible_en_fa And the king said unto his servants, Know ye not that there is a prince and a great man fallen this day in Israel? پس چندمرتبه زیاده چون مردان شریر، شخص صالح رادر خانه‌اش بر بسترش بکشند، آیا خون او را ازدست شما مطالبه نکنم؟ و شما را از زمین هلاک نسازم؟»پس داود خادمان خود را امر فرمودکه ایشان را کشتند و دست و پای ایشان را قطع نموده، بر برکه حبرون آویختند. اما سرایشبوشت را گرفته در قبر ابنیر در حبرون دفن کردند. bible_en_fa And I am this day weak, though anointed king; and these men the sons of Zeruiah be too hard for me: the LORD shall reward the doer of evil according to his wickedness. پس داود خادمان خود را امر فرمودکه ایشان را کشتند و دست و پای ایشان را قطع نموده، بر برکه حبرون آویختند. اما سرایشبوشت را گرفته در قبر ابنیر در حبرون دفن کردند. bible_en_fa And when Saul's son heard that Abner was dead in Hebron, his hands were feeble, and all the Israelites were troubled. و جمیع اسباط اسرائیل نزد داود به حبرون آمدند و متکلم شده، گفتند: «اینک مااستخوان و گوشت تو هستیم. bible_en_fa And Saul's son had two men that were captains of bands: the name of the one was Baanah, and the name of the other Rechab, the sons of Rimmon a Beerothite, of the children of Benjamin: (for Beeroth also was reckoned to Benjamin: و قبل از این نیزچون شاول بر ما سلطنت می‌نمود تو بودی که اسرائیل را بیرون می‌بردی و اندرون می‌آوردی، و خداوند تو را گفت که تو قوم من، اسرائیل رارعایت خواهی کرد و بر اسرائیل پیشوا خواهی بود.» bible_en_fa And the Beerothites fled to Gittaim, and were sojourners there until this day.) و جمیع مشایخ اسرائیل نزد پادشاه به حبرون آمدند، و داود پادشاه در حبرون به حضورخداوند با ایشان عهد بست و داود را بر اسرائیل به پادشاهی مسح نمودند. bible_en_fa And Jonathan, Saul's son, had a son that was lame of his feet. He was five years old when the tidings came of Saul and Jonathan out of Jezreel, and his nurse took him up, and fled: and it came to pass, as she made haste to flee, that he fell, and became lame. And his name was Mephibosheth. و داود هنگامی که پادشاه شد سی ساله بود، و چهل سال سلطنت نمود. bible_en_fa And the sons of Rimmon the Beerothite, Rechab and Baanah, went, and came about the heat of the day to the house of Ish-bosheth, who lay on a bed at noon. هفت سال و شش ماه در حبرون بر یهوداسلطنت نمود، و سی و سه سال در اورشلیم برتمامی اسرائیل و یهودا سلطنت نمود. bible_en_fa And they came thither into the midst of the house, as though they would have fetched wheat; and they smote him under the fifth rib: and Rechab and Baanah his brother escaped. و پادشاه با مردانش به اورشلیم به مقابله یبوسیان که ساکنان زمین بودند، رفت، و ایشان به داود متکلم شده، گفتند: «به اینجا داخل نخواهی شد جز اینکه کوران و لنگان را بیرون کنی.» زیراگمان بردند که داود به اینجا داخل نخواهد شد. bible_en_fa For when they came into the house, he lay on his bed in his bedchamber, and they smote him, and slew him, and beheaded him, and took his head, and gat them away through the plain all night. و داود قلعه صهیون را گرفت که همان شهر داوداست. bible_en_fa And they brought the head of Ish-bosheth unto David to Hebron, and said to the king, Behold the head of Ish-bosheth the son of Saul thine enemy, which sought thy life; and the LORD hath avenged my lord the king this day of Saul, and of his seed. و در آن روز داود گفت: «هر‌که یبوسیان رابزند و به قنات رسیده، لنگان و کوران را که مبغوض جان داود هستند (بزند).» بنابرین می‌گویند کور و لنگ، به خانه داخل نخواهند شد. bible_en_fa And David answered Rechab and Baanah his brother, the sons of Rimmon the Beerothite, and said unto them, As the LORD liveth, who hath redeemed my soul out of all adversity, و داود در قلعه ساکن شد و آن را شهر داودنامید، و داود به اطراف ملو و اندرونش عمارت ساخت. bible_en_fa When one told me, saying, Behold, Saul is dead, thinking to have brought good tidings, I took hold of him, and slew him in Ziklag, who thought that I would have given him a reward for his tidings: و داود ترقی کرده، بزرگ می‌شد و یهوه، خدای صبایوت، با وی می‌بود. bible_en_fa How much more, when wicked men have slain a righteous person in his own house upon his bed? shall I not therefore now require his blood of your hand, and take you away from the earth? و حیرام، پادشاه صور، قاصدان و درخت سرو آزاد و نجاران و سنگ تراشان نزد داودفرستاده، برای داود خانه‌ای بنا نمودند. bible_en_fa And David commanded his young men, and they slew them, and cut off their hands and their feet, and hanged them up over the pool in Hebron. But they took the head of Ish-bosheth, and buried it in the sepulchre of Abner in Hebron. پس داود فهمید که خداوند او را بر اسرائیل به پادشاهی استوار نموده، و سلطنت او را به‌خاطرقوم خویش اسرائیل برافراشته است. bible_en_fa Then came all the tribes of Israel to David unto Hebron, and spake, saying, Behold, we are thy bone and thy flesh. و بعد از آمدن داود از حبرون کنیزان و زنان دیگر از اورشلیم گرفت، و باز برای داود پسران ودختران زاییده شدند. bible_en_fa Also in time past, when Saul was king over us, thou wast he that leddest out and broughtest in Israel: and the LORD said to thee, Thou shalt feed my people Israel, and thou shalt be a captain over Israel. و نامهای آنانی که برای او در اورشلیم زاییده شدند، این است: شموع وشوباب و ناتان و سلیمان، bible_en_fa So all the elders of Israel came to the king to Hebron; and king David made a league with them in Hebron before the LORD: and they anointed David king over Israel. و یبجار و الیشوع ونافج و یافیع، bible_en_fa David was thirty years old when he began to reign, and he reigned forty years. و الیشمع و الیداع و الیفلط. bible_en_fa In Hebron he reigned over Judah seven years and six months: and in Jerusalem he reigned thirty and three years over all Israel and Judah. و چون فلسطینیان شنیدند که داود را به پادشاهی اسرائیل مسح نموده‌اند، جمیع فلسطینیان برآمدند تا داود را بطلبند، و چون داوداین را شنید به قلعه فرود آمد. bible_en_fa And the king and his men went to Jerusalem unto the Jebusites, the inhabitants of the land: which spake unto David, saying, Except thou take away the blind and the lame, thou shalt not come in hither: thinking, David cannot come in hither. و فلسطینیان آمده، در وادی رفائیان منتشر شدند. bible_en_fa Nevertheless David took the strong hold of Zion: the same is the city of David. و داود ازخداوند سوال نموده، گفت: «آیا به مقابله فلسطینیان برآیم و ایشان را به‌دست من تسلیم خواهی نمود؟» خداوند به داود گفت: «برو زیراکه فلسطینیان را البته به‌دست تو خواهم داد.» bible_en_fa And David said on that day, Whosoever getteth up to the gutter, and smiteth the Jebusites, and the lame and the blind, that are hated of David's soul, he shall be chief and captain. Wherefore they said, The blind and the lame shall not come into the house. وداود به بعل فراصیم آمد و داود ایشان را در آنجاشکست داده، گفت: «خداوند دشمنانم را ازحضور من رخنه کرد مثل رخنه آبها.» بنابرین آن مکان را بعل فراصیم نام نهادند. bible_en_fa So David dwelt in the fort, and called it the city of David. And David built round about from Millo and inward. و بتهای خودرا در آنجا ترک کردند و داود و کسانش آنها رابرداشتند. bible_en_fa And David went on, and grew great, and the LORD God of hosts was with him. و فلسطینیان بار دیگر برآمده، در وادی رفائیان منتشر شدند. bible_en_fa And Hiram king of Tyre sent messengers to David, and cedar trees, and carpenters, and masons: and they built David an house. و چون داود از خداوندسوال نمود، گفت: «برمیا، بلکه از عقب ایشان دورزده، پیش درختان توت بر ایشان حمله آور. bible_en_fa And David perceived that the LORD had established him king over Israel, and that he had exalted his kingdom for his people Israel's sake. وچون آواز صدای قدمها در سر درختان توت بشنوی، آنگاه تعجیل کن زیرا که در آن وقت خداوند پیش روی تو بیرون خواهد آمد تا لشکرفلسطینیان را شکست دهد.»پس داود چنانکه خداوند او را امر فرموده بود، کرد، و فلسطینیان رااز جبعه تا جازر شکست داد. bible_en_fa And David took him more concubines and wives out of Jerusalem, after he was come from Hebron: and there were yet sons and daughters born to David. پس داود چنانکه خداوند او را امر فرموده بود، کرد، و فلسطینیان رااز جبعه تا جازر شکست داد. bible_en_fa And these be the names of those that were born unto him in Jerusalem; Shammua, and Shobab, and Nathan, and Solomon, و داود بار دیگر جمیع برگزیدگان اسرائیل، یعنی سی هزار نفر را جمع کرد. bible_en_fa Ibhar also, and Elishua, and Nepheg, and Japhia, و داود باتمامی قومی که همراهش بودند برخاسته، ازبعلی یهودا روانه شدند تا تابوت خدا را که به اسم، یعنی به اسم یهوه صبایوت که بر کروبیان نشسته است، مسمی می‌باشد، از آنجا بیاورند. bible_en_fa And Elishama, and Eliada, and Eliphalet. و تابوت خدا را بر ارابه‌ای نو گذاشتند و آن را از خانه ابیناداب که در جبعه است، برداشتند، و عزه واخیو، پسران ابیناداب، ارابه نو را راندند. bible_en_fa But when the Philistines heard that they had anointed David king over Israel, all the Philistines came up to seek David; and David heard of it, and went down to the hold. و آن رااز خانه ابیناداب که در جبعه است با تابوت خداوند آوردند و اخیو پیش تابوت می‌رفت. bible_en_fa The Philistines also came and spread themselves in the valley of Rephaim. وداود و تمامی خاندان اسرائیل با انواع آلات چوب سرو و بربط و رباب و دف و دهل و سنجهابه حضور خداوند بازی می‌کردند. bible_en_fa And David inquired of the LORD, saying, Shall I go up to the Philistines? wilt thou deliver them into mine hand? And the LORD said unto David, Go up: for I will doubtless deliver the Philistines into thine hand. و چون به خرمنگاه ناکون رسیدند عزه دست خود را به تابوت خداوند دراز کرده، آن را گرفت زیرا گاوان می‌لغزیدند. bible_en_fa And David came to Baal-perazim, and David smote them there, and said, The LORD hath broken forth upon mine enemies before me, as the breach of waters. Therefore he called the name of that place Baal-perazim. پس غضب خداوند برعزه افروخته شده، خدا او را در آنجا به‌سبب تقصیرش زد، و در آنجا نزد تابوت خدا مرد. bible_en_fa And there they left their images, and David and his men burned them. وداود غمگین شد زیرا خداوند بر عزه رخنه کرده بود، و آن مکان را تا به امروز فارص عزه نام نهاد. bible_en_fa And the Philistines came up yet again, and spread themselves in the valley of Rephaim. و در آن روز، داود از خداوند ترسیده، گفت که تابوت خداوند نزد من چگونه بیاید. bible_en_fa And when David inquired of the LORD, he said, Thou shalt not go up; but fetch a compass behind them, and come upon them over against the mulberry trees. و داودنخواست که تابوت خداوند را نزد خود به شهرداود بیاورد. پس داود آن را به خانه عوبید ادوم جتی برگردانید. bible_en_fa And let it be, when thou hearest the sound of a going in the tops of the mulberry trees, that then thou shalt bestir thyself: for then shall the LORD go out before thee, to smite the host of the Philistines. و تابوت خداوند در خانه عوبید ادوم جتی سه ماه ماند و خداوند عوبیدادوم و تمامی خاندانش را برکت داد. bible_en_fa And David did so, as the LORD had commanded him; and smote the Philistines from Geba until thou come to Gazer. و داود پادشاه را خبر داده، گفتند که: خداوند خانه عوبید ادوم و جمیع مایملک او را به‌سبب تابوت خدا برکت داده است. پس داود رفت و تابوت خدا را از خانه عوبید ادوم به شهر داود به شادمانی آورد. bible_en_fa Again, David gathered together all the chosen men of Israel, thirty thousand. و چون بردارندگان تابوت خداوند شش قدم رفته بودند، گاوان و پرواریهاذبح نمود. bible_en_fa And David arose, and went with all the people that were with him from Baale of Judah, to bring up from thence the ark of God, whose name is called by the name of the LORD of hosts that dwelleth between the cherubims. و داود با تمامی قوت خود به حضور خداوند رقص می‌کرد، و داود به ایفودکتان ملبس بود. bible_en_fa And they set the ark of God upon a new cart, and brought it out of the house of Abinadab that was in Gibeah: and Uzzah and Ahio, the sons of Abinadab, drave the new cart. پس داود و تمامی خاندان اسرائیل، تابوت خداوند را به آواز شادمانی وآواز کرنا آوردند. bible_en_fa And they brought it out of the house of Abinadab which was at Gibeah, accompanying the ark of God: and Ahio went before the ark. و چون تابوت خداوندداخل شهر داود می‌شد، میکال دختر شاول ازپنجره نگریسته، داود پادشاه را دید که به حضورخداوند جست وخیز و رقص می‌کند، پس او رادر دل خود حقیر شمرد. bible_en_fa And David and all the house of Israel played before the LORD on all manner of instruments made of fir wood, even on harps, and on psalteries, and on timbrels, and on cornets, and on cymbals. و تابوت خداوند را درآورده، آن را درمکانش در میان خیمه‌ای که داود برایش برپاداشته بود، گذاشتند، و داود به حضور خداوندقربانی های سوختنی و ذبایح سلامتی گذرانید. bible_en_fa And when they came to Nachon's threshingfloor, Uzzah put forth his hand to the ark of God, and took hold of it; for the oxen shook it. و چون داود از گذرانیدن قربانی های سوختنی و ذبایح سلامتی فارغ شد، قوم را به اسم یهوه صبایوت برکت داد. bible_en_fa And the anger of the LORD was kindled against Uzzah; and God smote him there for his error; and there he died by the ark of God. و به تمامی قوم، یعنی به جمیع گروه اسرائیل، مردان و زنان به هر یکی یک گرده نان و یک پاره گوشت و یک قرص کشمش بخشید، پس تمامی قوم هر یکی به خانه خودرفتند. bible_en_fa And David was displeased, because the LORD had made a breach upon Uzzah: and he called the name of the place Perez-uzzah to this day. اما داود برگشت تا اهل خانه خود را برکت دهد. و میکال دختر شاول به استقبال داود بیرون آمده، گفت: «پادشاه اسرائیل امروز چه قدرخویشتن را عظمت داد که خود را در نظر کنیزان بندگان خود برهنه ساخت، به طوری که یکی ازسفها خود را برهنه می‌کند.» bible_en_fa And David was afraid of the LORD that day, and said, How shall the ark of the LORD come to me? و داود به میکال گفت: «به حضور خداوند بود که مرا بر پدرت و برتمامی خاندانش برتری داد تا مرا بر قوم خداوند، یعنی بر اسرائیل پیشوا سازد، از این جهت به حضور خداوند بازی کردم. bible_en_fa So David would not remove the ark of the LORD unto him into the city of David: but David carried it aside into the house of Obed-edom the Gittite. و از این نیز خود رازیاده حقیر خواهم نمود و در نظر خود پست خواهم شد، لیکن در نظر کنیزانی که درباره آنهاسخن گفتی، معظم خواهم بود.»و میکال دخترشاول را تا روز وفاتش اولاد نشد. bible_en_fa And the ark of the LORD continued in the house of Obed-edom the Gittite three months: and the LORD blessed Obed-edom, and all his household. و میکال دخترشاول را تا روز وفاتش اولاد نشد. bible_en_fa And it was told king David, saying, The LORD hath blessed the house of Obed-edom, and all that pertaineth unto him, because of the ark of God. So David went and brought up the ark of God from the house of Obed-edom into the city of David with gladness. و واقع شد چون پادشاه در خانه خود نشسته، و خداوند او را از جمیع دشمنانش از هر طرف آرامی داده بود، bible_en_fa And it was so, that when they that bare the ark of the LORD had gone six paces, he sacrificed oxen and fatlings. که پادشاه به ناتان نبی گفت: «الان مرا می‌بینی که در خانه سرو آزادساکن می‌باشم، و تابوت خدا در میان پرده‌ها ساکن است.» bible_en_fa And David danced before the LORD with all his might; and David was girded with a linen ephod. ناتان به پادشاه گفت: «بیا و هر‌آنچه دردلت باشد معمول دار زیرا خداوند با توست.» bible_en_fa So David and all the house of Israel brought up the ark of the LORD with shouting, and with the sound of the trumpet. و در آن شب واقع شد که کلام خداوند به ناتان نازل شده، گفت: bible_en_fa And as the ark of the LORD came into the city of David, Michal Saul's daughter looked through a window, and saw king David leaping and dancing before the LORD; and she despised him in her heart. «برو و به بنده من داودبگو، خداوند چنین می‌گوید: آیا تو خانه‌ای برای سکونت من بنا می‌کنی؟ bible_en_fa And they brought in the ark of the LORD, and set it in his place, in the midst of the tabernacle that David had pitched for it: and David offered burnt offerings and peace offerings before the LORD. زیرا از روزی که بنی‌اسرائیل را از مصر بیرون آوردم تا امروز، درخانه‌ای ساکن نشده‌ام بلکه در خیمه و مسکن گردش کرده‌ام. bible_en_fa And as soon as David had made an end of offering burnt offerings and peace offerings, he blessed the people in the name of the LORD of hosts. و به هر جایی که با جمیع بنی‌اسرائیل گردش کردم آیا به احدی از داوران اسرائیل که برای رعایت قوم خود، اسرائیل، مامور داشتم، سخنی گفتم که چرا خانه‌ای از سروآزاد برای من بنا نکردید؟ bible_en_fa And he dealt among all the people, even among the whole multitude of Israel, as well to the women as men, to every one a cake of bread, and a good piece of flesh, and a flagon of wine. So all the people departed every one to his house. و حال به بنده من، داود چنین بگو که یهوه صبایوت چنین می‌گوید: من تو را از چراگاه از عقب گوسفندان گرفتم تاپیشوای قوم من، اسرائیل، باشی. bible_en_fa Then David returned to bless his household. And Michal the daughter of Saul came out to meet David, and said, How glorious was the king of Israel to day, who uncovered himself to day in the eyes of the handmaids of his servants, as one of the vain fellows shamelessly uncovereth himself! و هر جایی که می‌رفتی من با تو می‌بودم و جمیع دشمنانت را ازحضور تو منقطع ساختم، و برای تو اسم بزرگ مثل اسم بزرگانی که بر زمینند، پیدا کردم. bible_en_fa And David said unto Michal, It was before the LORD, which chose me before thy father, and before all his house, to appoint me ruler over the people of the LORD, over Israel: therefore will I play before the LORD. و به جهت قوم خود، اسرائیل، مکانی تعیین کردم وایشان را غرس نمودم تا در مکان خویش ساکن شده، باز متحرک نشوند، و شریران، دیگر ایشان را مثل سابق ذلیل نسازند. bible_en_fa And I will yet be more vile than thus, and will be base in mine own sight: and of the maidservants which thou hast spoken of, of them shall I be had in honour. و مثل روزهایی که داوران را بر قوم خود، اسرائیل، تعیین نموده بودم و تو را از جمیع دشمنانت آرامی دادم، و خداوندتو را خبر می‌دهد که خداوند برای تو خانه‌ای بناخواهد نمود. bible_en_fa Therefore Michal the daughter of Saul had no child unto the day of her death. زیرا روزهای تو تمام خواهدشد و با پدران خود خواهی خوابید و ذریت تو راکه از صلب تو بیرون آید، بعد از تو استوار خواهم ساخت، و سلطنت او را پایدار خواهم نمود. bible_en_fa And it came to pass, when the king sat in his house, and the LORD had given him rest round about from all his enemies; او برای اسم من خانه‌ای بنا خواهد نمود وکرسی سلطنت او را تا به ابد پایدار خواهم ساخت. bible_en_fa That the king said unto Nathan the prophet, See now, I dwell in an house of cedar, but the ark of God dwelleth within curtains. من او را پدر خواهم بود و او مرا پسرخواهد بود، و اگر او گناه ورزد، او را با عصای مردمان و به تازیانه های بنی آدم تادیب خواهم نمود. bible_en_fa And Nathan said to the king, Go, do all that is in thine heart; for the LORD is with thee. ولیکن رحمت من از او دور نخواهد شد، به طوری که آن را از شاول دور کردم که او را ازحضور تو رد ساختم. bible_en_fa And it came to pass that night, that the word of the LORD came unto Nathan, saying, و خانه و سلطنت تو، به حضورت تا به ابد پایدار خواهد شد، و کرسی توتا به ابد استوار خواهد ماند.» bible_en_fa Go and tell my servant David, Thus saith the LORD, Shalt thou build me an house for me to dwell in? بر‌حسب تمامی این کلمات و مطابق تمامی این‌رویا ناتان به داودتکلم نمود. bible_en_fa Whereas I have not dwelt in any house since the time that I brought up the children of Israel out of Egypt, even to this day, but have walked in a tent and in a tabernacle. و داود پادشاه داخل شده، به حضورخداوند نشست و گفت: «ای خداوند یهوه، من کیستم و خاندان من چیست که مرا به این مقام رسانیدی؟ bible_en_fa In all the places wherein I have walked with all the children of Israel spake I a word with any of the tribes of Israel, whom I commanded to feed my people Israel, saying, Why build ye not me an house of cedar? و این نیز در نظر تو‌ای خداوند یهوه امر قلیل نمود زیرا که درباره خانه بنده ات نیزبرای زمان طویل تکلم فرمودی. و آیا این‌ای خداوند یهوه عادت بنی آدم است؟ bible_en_fa Now therefore so shalt thou say unto my servant David, Thus saith the LORD of hosts, I took thee from the sheepcote, from following the sheep, to be ruler over my people, over Israel: و داوددیگر به تو چه تواند گفت زیرا که تو‌ای خداوندیهوه، بنده خود را می‌شناسی، bible_en_fa And I was with thee whithersoever thou wentest, and have cut off all thine enemies out of thy sight, and have made thee a great name, like unto the name of the great men that are in the earth. و بر‌حسب کلام خود و موافق دل خود تمامی این کارهای عظیم را بجا آوردی تا بنده خود را تعلیم دهی. bible_en_fa Moreover I will appoint a place for my people Israel, and will plant them, that they may dwell in a place of their own, and move no more; neither shall the children of wickedness afflict them any more, as beforetime, بنابرین‌ای یهوه خدا، تو بزرگ هستی زیراچنانکه به گوشهای خود شنیده‌ایم مثل تو کسی نیست و غیر از تو خدایی نیست. bible_en_fa And as since the time that I commanded judges to be over my people Israel, and have caused thee to rest from all thine enemies. Also the LORD telleth thee that he will make thee an house. و مثل قوم تواسرائیل کدام‌یک امت بر روی زمین است که خدابیاید تا ایشان را فدیه داده، برای خویش قوم بسازد، و اسمی برای خود پیدا نماید، و چیزهای عظیم و مهیب برای شما و برای زمین خود بجاآورد به حضور قوم خویش که برای خود از مصرو از امتها و خدایان ایشان فدیه دادی. bible_en_fa And when thy days be fulfilled, and thou shalt sleep with thy fathers, I will set up thy seed after thee, which shall proceed out of thy bowels, and I will establish his kingdom. و قوم خود اسرائیل را برای خود استوار ساختی، تاایشان تا به ابد قوم تو باشند، و تو‌ای یهوه، خدای ایشان شدی. bible_en_fa He shall build an house for my name, and I will stablish the throne of his kingdom for ever. و الان‌ای یهوه خدا، کلامی را که درباره بنده خود و خانه‌اش گفتی تا به ابد استوارکن، و بر‌حسب آنچه گفتی، عمل نما. bible_en_fa I will be his father, and he shall be my son. If he commit iniquity, I will chasten him with the rod of men, and with the stripes of the children of men: و اسم توتا به ابد معظم بماند، تا گفته شود که یهوه صبایوت، خدای اسرائیل است، و خاندان بنده ات داود به حضور تو پایدار بماند. bible_en_fa But my mercy shall not depart away from him, as I took it from Saul, whom I put away before thee. زیرا توای یهوه صبایوت، خدای اسرائیل، به بنده خوداعلان نموده، گفتی که برای تو خانه‌ای بنا خواهم نموده، بنابرین بنده تو جرات کرده است که این دعا را نزد تو بگوید. bible_en_fa And thine house and thy kingdom shall be established for ever before thee: thy throne shall be established for ever. و الان‌ای خداوند یهوه توخدا هستی و کلام تو صدق است و این نیکویی رابه بنده خود وعده داده‌ای.و الان احسان فرموده، خاندان بنده خود را برکت بده تا آنکه درحضورت تا به ابد بماند، زیرا که تو‌ای خداوندیهوه گفته‌ای و خاندان بنده ات از برکت تو تا به ابدمبارک خواهد بود.» bible_en_fa According to all these words, and according to all this vision, so did Nathan speak unto David. و الان احسان فرموده، خاندان بنده خود را برکت بده تا آنکه درحضورت تا به ابد بماند، زیرا که تو‌ای خداوندیهوه گفته‌ای و خاندان بنده ات از برکت تو تا به ابدمبارک خواهد بود.» bible_en_fa Then went king David in, and sat before the LORD, and he said, Who am I, O Lord GOD? and what is my house, that thou hast brought me hitherto? و بعد از این واقع شد که داود فلسطینیان راشکست داده، ایشان را ذلیل ساخت. وداود زمام‌ام البلاد را از دست فلسطینیان گرفت. bible_en_fa And this was yet a small thing in thy sight, O Lord GOD; but thou hast spoken also of thy servant's house for a great while to come. And is this the manner of man, O Lord GOD? و موآب را شکست داده، ایشان را به زمین خوابانیده، با ریسمانی پیمود و دو ریسمان برای کشتن پیمود، و یک ریسمان تمام برای زنده نگاه داشتن. و موآبیان بندگان داود شده، هدایا آوردند. bible_en_fa And what can David say more unto thee? for thou, Lord GOD, knowest thy servant. و داود، هددعزر بن رحوب، پادشاه صوبه راهنگامی که می‌رفت تا استیلای خود را نزد نهر بازبه‌دست آورد، شکست داد. bible_en_fa For thy word's sake, and according to thine own heart, hast thou done all these great things, to make thy servant know them. و داود هزار وهفتصد سوار و بیست هزار پیاده از او گرفت، وداود جمیع اسبهای ارابه هایش را پی کرد، اما ازآنها برای صد ارابه نگاه داشت. bible_en_fa Wherefore thou art great, O LORD God: for there is none like thee, neither is there any God beside thee, according to all that we have heard with our ears. و چون ارامیان دمشق به مدد هددعزر، پادشاه صوبه، آمدند، داود بیست و دو هزار نفر از ارامیان را بکشت. bible_en_fa And what one nation in the earth is like thy people, even like Israel, whom God went to redeem for a people to himself, and to make him a name, and to do for you great things and terrible, for thy land, before thy people, which thou redeemedst to thee from Egypt, from the nations and their gods? وداود در ارام دمشق قراولان گذاشت، و ارامیان، بندگان داود شده، هدایا می‌آوردند، و خداوند، داود را در هر جا که می‌رفت، نصرت می‌داد. bible_en_fa For thou hast confirmed to thyself thy people Israel to be a people unto thee for ever: and thou, LORD, art become their God. وداود سپرهای طلا را که بر خادمان هددعزر بودگرفته، آنها را به اورشلیم آورد. bible_en_fa And now, O LORD God, the word that thou hast spoken concerning thy servant, and concerning his house, establish it for ever, and do as thou hast said. و از باته وبیروتای شهرهای هددعزر داود پادشاه، برنج ازحد افزون گرفت. bible_en_fa And let thy name be magnified for ever, saying, The LORD of hosts is the God over Israel: and let the house of thy servant David be established before thee. و چون توعی، پادشاه حمات شنید که داودتمامی لشکر هددعزر را شکست داده است، bible_en_fa For thou, O LORD of hosts, God of Israel, hast revealed to thy servant, saying, I will build thee an house: therefore hath thy servant found in his heart to pray this prayer unto thee. توعی، یورام، پسر خود را نزد داود پادشاه فرستاد تا از سلامتی او بپرسد، و او را تهنیت گوید، از آن جهت که با هددعزر جنگ نموده، اورا شکست داده بود، زیرا که هددعزر با توعی مقاتله می‌نمود و یورام ظروف نقره و ظروف طلاو ظروف برنجین با خود آورد. bible_en_fa And now, O Lord GOD, thou art that God, and thy words be true, and thou hast promised this goodness unto thy servant: و داود پادشاه آنها را نیز برای خداوند وقف نمود با نقره وطلایی که از جمیع امت هایی که شکست داده بود، وقف نموده بود، bible_en_fa Therefore now let it please thee to bless the house of thy servant, that it may continue for ever before thee: for thou, O Lord GOD, hast spoken it: and with thy blessing let the house of thy servant be blessed for ever. یعنی از ارام و موآب وبنی عمون و فلسطینیان و عمالقه و از غنیمت هددعزر بن رحوب پادشاه صوبه. bible_en_fa And after this it came to pass, that David smote the Philistines, and subdued them: and David took Metheg-ammah out of the hand of the Philistines. و داود برای خویشتن تذکره‌ای برپا نمودهنگامی که از شکست دادن هجده هزار نفر از ارامیان در وادی ملح مراجعت نمود. bible_en_fa And he smote Moab, and measured them with a line, casting them down to the ground; even with two lines measured he to put to death, and with one full line to keep alive. And so the Moabites became David's servants, and brought gifts. و در ادوم قراولان گذاشت، بلکه در تمامی ادوم قراولان گذاشته، جمیع ادومیان بندگان داود شدند، وخداوند، داود را هر جا که می‌رفت، نصرت می‌داد. bible_en_fa David smote also Hadadezer, the son of Rehob, king of Zobah, as he went to recover his border at the river Euphrates. و داود بر تمامی اسرائیل سلطنت می‌نمود، و داود بر تمامی قوم خود داوری و انصاف را اجرامی داشت. bible_en_fa And David took from him a thousand chariots, and seven hundred horsemen, and twenty thousand footmen: and David houghed all the chariot horses, but reserved of them for an hundred chariots. و یوآب بن صرویه سردار لشکر بودو یهوشافات بن اخیلود وقایع نگار. bible_en_fa And when the Syrians of Damascus came to succour Hadadezer king of Zobah, David slew of the Syrians two and twenty thousand men. و صادوق بن اخیطوب و اخیملک بن ابیاتار، کاهن بودند وسرایا کاتب بود.و بنایاهو بن یهویاداع برکریتیان و فلیتیان بود و پسران داود کاهن بودند. bible_en_fa Then David put garrisons in Syria of Damascus: and the Syrians became servants to David, and brought gifts. And the LORD preserved David whithersoever he went. و بنایاهو بن یهویاداع برکریتیان و فلیتیان بود و پسران داود کاهن بودند. bible_en_fa And David took the shields of gold that were on the servants of Hadadezer, and brought them to Jerusalem. و داود گفت: «آیا از خاندان شاول کسی تابه حال باقی است تا به‌خاطر یوناتان او رااحسان نمایم؟» bible_en_fa And from Betah, and from Berothai, cities of Hadadezer, king David took exceeding much brass. و از خاندان شاول خادمی مسمی به صیبا بود، پس او را نزد داود خواندند وپادشاه وی را گفت: «آیا تو صیبا هستی؟» گفت: «بنده تو هستم.» bible_en_fa When Toi king of Hamath heard that David had smitten all the host of Hadadezer, پادشاه گفت: «آیا تا به حال ازخاندان شاول کسی هست تا او را احسان خدایی نمایم؟» صیبا در جواب پادشاه گفت: «یوناتان راتا به حال پسری لنگ باقی است.» bible_en_fa Then Toi sent Joram his son unto king David, to salute him, and to bless him, because he had fought against Hadadezer, and smitten him: for Hadadezer had wars with Toi. And Joram brought with him vessels of silver, and vessels of gold, and vessels of brass: پادشاه از وی پرسید که «او کجاست؟» صیبا به پادشاه گفت: «اینک او در خانه ماکیر بن عمیئیل در �ودباراست.» bible_en_fa Which also king David did dedicate unto the LORD, with the silver and gold that he had dedicated of all nations which he subdued; و داود پادشاه فرستاده، او را از خانه ماکیر بن عمیئیل از لودبار گرفت. bible_en_fa Of Syria, and of Moab, and of the children of Ammon, and of the Philistines, and of Amalek, and of the spoil of Hadadezer, son of Rehob, king of Zobah. پس مفیبوشت بن یوناتان بن شاول نزد داودآمده، به روی در‌افتاده، تعظیم نمود. و داود گفت: «ای مفیبوشت!» گفت: «اینک بنده تو.» bible_en_fa And David gat him a name when he returned from smiting of the Syrians in the valley of salt, being eighteen thousand men. داود وی را گفت: «مترس! زیرا به‌خاطر پدرت یوناتان برتو البته احسان خواهم نمود و تمامی زمین پدرت شاول را به تو رد خواهم کرد، و تو دائم بر سفره من نان خواهی خورد.» bible_en_fa And he put garrisons in Edom; throughout all Edom put he garrisons, and all they of Edom became David's servants. And the LORD preserved David whithersoever he went. پس او تعظیم کرده، گفت که «بنده تو چیست که بر سگ مرده‌ای مثل من التفات نمایی؟» bible_en_fa And David reigned over all Israel; and David executed judgment and justice unto all his people. و پادشاه، صیبا، بنده شاول را خوانده، گفت: «آنچه را که مال شاول و تمام خاندانش بود به پسرآقای تو دادم. bible_en_fa And Joab the son of Zeruiah was over the host; and Jehoshaphat the son of Ahilud was recorder; و تو و پسرانت و بندگانت به جهت او زمین را زرع نموده، محصول آن رابیاورید تا برای پسر آقایت به جهت خوردنش نان باشد، اما مفیبوشت، پسر آقایت همیشه بر سفره من نان خواهد خورد.» و صیبا پانزده پسر و بیست خادم داشت. bible_en_fa And Zadok the son of Ahitub, and Ahimelech the son of Abiathar, were the priests; and Seraiah was the scribe; و صیبا به پادشاه گفت: «موافق هر‌آنچه آقایم پادشاه به بنده‌اش فرموده است بهمین طور بنده ات عمل خواهد نمود.» و پادشاه گفت که مفیبوشت بر سفره من مثل یکی از پسران پادشاه خواهد خورد. bible_en_fa And Benaiah the son of Jehoiada was over both the Cherethites and the Pelethites; and David's sons were chief rulers. و مفیبوشت را پسری کوچک بود که میکا نام داشت، و تمامی ساکنان خانه صیبا بنده مفیبوشت بودند.پس مفیبوشت در اورشلیم ساکن شد زیرا که همیشه بر سفره پادشاه می‌خورد و از هر دو پا لنگ بود. bible_en_fa And David said, Is there yet any that is left of the house of Saul, that I may shew him kindness for Jonathan's sake? پس مفیبوشت در اورشلیم ساکن شد زیرا که همیشه بر سفره پادشاه می‌خورد و از هر دو پا لنگ بود. bible_en_fa And there was of the house of Saul a servant whose name was Ziba. And when they had called him unto David, the king said unto him, Art thou Ziba? And he said, Thy servant is he. و بعد از آن واقع شد که پادشاه بنی عمون، مرد و پسرش، حانون، درجایش سلطنت نمود. bible_en_fa And the king said, Is there not yet any of the house of Saul, that I may shew the kindness of God unto him? And Ziba said unto the king, Jonathan hath yet a son, which is lame on his feet. و داود گفت: «به حانون بن ناحاش احسان نمایم چنانکه پدرش به من احسان کرد.» پس داود فرستاد تا او را به واسطه خادمانش درباره پدرش تعزیت گوید، و خادمان داود به زمین بنی عمون آمدند. bible_en_fa And the king said unto him, Where is he? And Ziba said unto the king, Behold, he is in the house of Machir, the son of Ammiel, in Lo-debar. و سروران بنی عمون به آقای خود حانون گفتند: «آیا گمان می‌بری که برای تکریم پدر توست که داود، رسولان به جهت تعزیت تو فرستاده است، آیاداود خادمان خود را نزد تو نفرستاده است تا شهررا تفحص و تجسس نموده، آن را منهدم سازد؟» bible_en_fa Then king David sent, and fetched him out of the house of Machir, the son of Ammiel, from Lo-debar. پس حانون، خادمان داود را گرفت و نصف ریش ایشان را تراشید و لباسهای ایشان را از میان تا جای نشستن بدرید و ایشان را رها کرد. bible_en_fa Now when Mephibosheth, the son of Jonathan, the son of Saul, was come unto David, he fell on his face, and did reverence. And David said, Mephibosheth. And he answered, Behold thy servant! وچون داود را خبر دادند، به استقبال ایشان فرستادزیرا که ایشان بسیار خجل بودند، و پادشاه گفت: «در اریحا بمانید تا ریشهای شما درآید و بعد ازآن برگردید.» bible_en_fa And David said unto him, Fear not: for I will surely shew thee kindness for Jonathan thy father's sake, and will restore thee all the land of Saul thy father; and thou shalt eat bread at my table continually. و چون بنی عمون دیدند که نزد داود مکروه شدند، بنی عمون فرستاده، بیست هزار پیاده ازارامیان بیت رحوب و ارامیان صوبه و پادشاه معکه را با هزار نفر و دوازده هزار نفر از مردان طوب اجیر کردند. bible_en_fa And he bowed himself, and said, What is thy servant, that thou shouldest look upon such a dead dog as I am? و چون داود شنید، یوآب وتمامی لشکر شجاعان را فرستاد. bible_en_fa Then the king called to Ziba, Saul's servant, and said unto him, I have given unto thy master's son all that pertained to Saul and to all his house. و بنی عمون بیرون آمده، نزد دهنه دروازه برای جنگ صف آرایی نمودند، و ارامیان صوبه و رحوب ومردان طوب و معکه در صحرا علیحده بودند. bible_en_fa Thou therefore, and thy sons, and thy servants, shall till the land for him, and thou shalt bring in the fruits, that thy master's son may have food to eat: but Mephibosheth thy master's son shall eat bread alway at my table. Now Ziba had fifteen sons and twenty servants. و چون یوآب دید که روی صفوف جنگ، هم از پیش و هم از عقبش بود، از تمام برگزیدگان اسرائیل گروهی را انتخاب کرده، در مقابل ارامیان صف آرایی نمود. bible_en_fa Then said Ziba unto the king, According to all that my lord the king hath commanded his servant, so shall thy servant do. As for Mephibosheth, said the king, he shall eat at my table, as one of the king's sons. و بقیه قوم را به‌دست برادرش ابیشای سپرد تا ایشان را به مقابل بنی عمون صف آرایی کند. bible_en_fa And Mephibosheth had a young son, whose name was Micha. And all that dwelt in the house of Ziba were servants unto Mephibosheth. و گفت: «اگرارامیان بر من غالب آیند، به مدد من بیا، و اگربنی عمون بر تو غالب آیند، به جهت امداد تو خواهم آمد. bible_en_fa So Mephibosheth dwelt in Jerusalem: for he did eat continually at the king's table; and was lame on both his feet. دلیر باش و به جهت قوم خویش و به جهت شهرهای خدای خود مردانه بکوشیم، و خداوند آنچه را که در نظرش پسند آید بکند.» bible_en_fa And it came to pass after this, that the king of the children of Ammon died, and Hanun his son reigned in his stead. پس یوآب و قومی که همراهش بودند نزدیک شدند تا با ارامیان جنگ کنند و ایشان از حضوروی فرار کردند. bible_en_fa Then said David, I will shew kindness unto Hanun the son of Nahash, as his father shewed kindness unto me. And David sent to comfort him by the hand of his servants for his father. And David's servants came into the land of the children of Ammon. و چون بنی عمون دیدند که ارامیان فرار کردند، ایشان نیز از حضور ابیشای گریخته، داخل شهر شدند و یوآب از مقابله بنی عمون برگشته، به اورشلیم آمد. bible_en_fa And the princes of the children of Ammon said unto Hanun their lord, Thinkest thou that David doth honour thy father, that he hath sent comforters unto thee? hath not David rather sent his servants unto thee, to search the city, and to spy it out, and to overthrow it? و چون ارامیان دیدند که از حضور اسرائیل شکست یافته‌اند، با هم جمع شدند. bible_en_fa Wherefore Hanun took David's servants, and shaved off the one half of their beards, and cut off their garments in the middle, even to their buttocks, and sent them away. و هددعزرفرستاده، ارامیان را که به آن طرف نهر بودند، آوردو ایشان به حیلام آمدند، و شوبک، سردار لشکرهددعزر، پیشوای ایشان بود. bible_en_fa When they told it unto David, he sent to meet them, because the men were greatly ashamed: and the king said, Tarry at Jericho until your beards be grown, and then return. و چون به داودخبر رسید، جمیع اسرائیل را جمع کرده، از اردن عبور کرد و به حیلام آمد، و ارامیان به مقابل داودصف آرایی نموده، با او جنگ کردند. bible_en_fa And when the children of Ammon saw that they stank before David, the children of Ammon sent and hired the Syrians of Beth-rehob, and the Syrians of Zoba, twenty thousand footmen, and of king Maacah a thousand men, and of Ish-tob twelve thousand men. و ارامیان از حضور اسرائیل فرار کردند، و داود از ارامیان، مردان هفتصد ارابه و چهل هزار سوار را کشت وشوبک سردار لشکرش را زد که در آنجا مرد.وچون جمیع پادشاهانی که بنده هددعزر بودند، دیدند که از حضور اسرائیل شکست خوردند، بااسرائیل صلح نموده، بنده ایشان شدند. و ارامیان پس از آن از امداد بنی عمون ترسیدند. bible_en_fa And when David heard of it, he sent Joab, and all the host of the mighty men. وچون جمیع پادشاهانی که بنده هددعزر بودند، دیدند که از حضور اسرائیل شکست خوردند، بااسرائیل صلح نموده، بنده ایشان شدند. و ارامیان پس از آن از امداد بنی عمون ترسیدند. bible_en_fa And the children of Ammon came out, and put the battle in array at the entering in of the gate: and the Syrians of Zoba, and of Rehob, and Ish-tob, and Maacah, were by themselves in the field. و واقع شد بعد از انقضای سال، هنگام بیرون رفتن پادشاهان که داود، یوآب رابا بندگان خویش و تمامی اسرائیل فرستاد، وایشان بنی عمون را خراب کرده، ربه را محاصره نمودند، اما داود در اورشلیم ماند. bible_en_fa When Joab saw that the front of the battle was against him before and behind, he chose of all the choice men of Israel, and put them in array against the Syrians: و واقع شد در وقت عصر که داود از بسترش برخاسته، بر پشت بام خانه پادشاه گردش کرد و ازپشت بام زنی را دید که خویشتن را شستشومی کند و آن زن بسیار نیکومنظر بود. bible_en_fa And the rest of the people he delivered into the hand of Abishai his brother, that he might put them in array against the children of Ammon. پس داودفرستاده، درباره زن استفسار نمود و او را گفتند که «آیا این بتشبع، دختر الیعام، زن اوریای حتی نیست؟» bible_en_fa And he said, If the Syrians be too strong for me, then thou shalt help me: but if the children of Ammon be too strong for thee, then I will come and help thee. و داود قاصدان فرستاده، او را گرفت واو نزد وی آمده، داود با او همبستر شد و او ازنجاست خود طاهر شده، به خانه خود برگشت. bible_en_fa Be of good courage, and let us play the men for our people, and for the cities of our God: and the LORD do that which seemeth him good. و آن زن حامله شد و فرستاده، داود را مخبرساخت و گفت که من حامله هستم. bible_en_fa And Joab drew nigh, and the people that were with him, unto the battle against the Syrians: and they fled before him. پس داود نزد یوآب فرستاد که اوریای حتی را نزد من بفرست و یوآب، اوریا را نزد داودفرستاد. bible_en_fa And when the children of Ammon saw that the Syrians were fled, then fled they also before Abishai, and entered into the city. So Joab returned from the children of Ammon, and came to Jerusalem. و چون اوریا نزد وی رسید، داود ازسلامتی یوآب و از سلامتی قوم و از سلامتی جنگ پرسید. bible_en_fa And when the Syrians saw that they were smitten before Israel, they gathered themselves together. و داود به اوریا گفت: «به خانه ات برو و پایهای خود را بشو.» پس اوریا از خانه پادشاه بیرون رفت و از عقبش، خوانی از پادشاه فرستاده شد. bible_en_fa And Hadarezer sent, and brought out the Syrians that were beyond the river: and they came to Helam; and Shobach the captain of the host of Hadarezer went before them. اما اوریا نزد در خانه پادشاه با سایربندگان آقایش خوابیده، به خانه خود نرفت. bible_en_fa And when it was told David, he gathered all Israel together, and passed over Jordan, and came to Helam. And the Syrians set themselves in array against David, and fought with him. وداود را خبر داده، گفتند که «اوریا به خانه خودنرفته است.» پس داود به اوریا گفت: «آیا تو ازسفر نیامده‌ای، پس چرا به خانه خود نرفته‌ای؟» bible_en_fa And the Syrians fled before Israel; and David slew the men of seven hundred chariots of the Syrians, and forty thousand horsemen, and smote Shobach the captain of their host, who died there. اوریا به داود عرض کرد که «تابوت و اسرائیل و یهودا در خیمه‌ها ساکنند و آقایم، یوآب، وبندگان آقایم بر روی بیابان خیمه نشینند و آیا من به خانه خود بروم تا اکل و شرب بنمایم و با زن خود بخوابم؟ به حیات تو و به حیات جان تو قسم که این کار را نخواهم کرد.» bible_en_fa And when all the kings that were servants to Hadarezer saw that they were smitten before Israel, they made peace with Israel, and served them. So the Syrians feared to help the children of Ammon any more. و داود به اوریا گفت: «امروز نیز اینجا باش و فردا تو را روانه می‌کنم.» پس اوریا آن روز و فردایش را دراورشلیم ماند. bible_en_fa And it came to pass, after the year was expired, at the time when kings go forth to battle, that David sent Joab, and his servants with him, and all Israel; and they destroyed the children of Ammon, and besieged Rabbah. But David tarried still at Jerusalem. و داود او را دعوت نمود که درحضورش خورد و نوشید و او را مست کرد، ووقت شام بیرون رفته، بر بسترش با بندگان آقایش خوابید و به خانه خود نرفت. bible_en_fa And it came to pass in an eveningtide, that David arose from off his bed, and walked upon the roof of the king's house: and from the roof he saw a woman washing herself; and the woman was very beautiful to look upon. و بامدادان داود مکتوبی برای یوآب نوشته، به‌دست اوریا فرستاد. bible_en_fa And David sent and inquired after the woman. And one said, Is not this Bath-sheba, the daughter of Eliam, the wife of Uriah the Hittite? و در مکتوب به این مضمون نوشت که «اوریا را در مقدمه جنگ سخت بگذارید، و از عقبش پس بروید تا زده شده، بمیرد.» bible_en_fa And David sent messengers, and took her; and she came in unto him, and he lay with her; for she was purified from her uncleanness: and she returned unto her house. و چون یوآب شهر را محاصره می‌کرد اوریا را در مکانی که می‌دانست که مردان شجاع در آنجا می‌باشند، گذاشت. bible_en_fa And the woman conceived, and sent and told David, and said, I am with child. و مردان شهر بیرون آمده، با یوآب جنگ کردند و بعضی از قوم، از بندگان داود، افتادند و اوریای حتی نیزبمرد. bible_en_fa And David sent to Joab, saying, Send me Uriah the Hittite. And Joab sent Uriah to David. پس یوآب فرستاده، داود را از جمیع وقایع جنگ خبر داد. bible_en_fa And when Uriah was come unto him, David demanded of him how Joab did, and how the people did, and how the war prospered. و قاصد را امر فرموده، گفت: «چون از تمامی وقایع جنگ به پادشاه خبرداده باشی، bible_en_fa And David said to Uriah, Go down to thy house, and wash thy feet. And Uriah departed out of the king's house, and there followed him a mess of meat from the king. اگر خشم پادشاه افروخته شود وتو را گوید چرا برای جنگ به شهر نزدیک شدید، آیا نمی دانستید که از سر حصار، تیر خواهندانداخت؟ bible_en_fa But Uriah slept at the door of the king's house with all the servants of his lord, and went not down to his house. کیست که ابیملک بن یربوشت راکشت؟ آیا زنی سنگ بالایین آسیایی را از روی حصار بر او نینداخت که در تاباص مرد؟ پس چرابه حصار نزدیک شدید؟ آنگاه بگو که «بنده ات، اوریای حتی نیز مرده است.» bible_en_fa And when they had told David, saying, Uriah went not down unto his house, David said unto Uriah, Camest thou not from thy journey? why then didst thou not go down unto thine house? پس قاصد روانه شده، آمد و داود را از هرآنچه یوآب او را پیغام داده بود، مخبر ساخت. bible_en_fa And Uriah said unto David, The ark, and Israel, and Judah, abide in tents; and my lord Joab, and the servants of my lord, are encamped in the open fields; shall I then go into mine house, to eat and to drink, and to lie with my wife? as thou livest, and as thy soul liveth, I will not do this thing. و قاصد به داود گفت که «مردان بر ما غالب شده، در عقب ما به صحرا بیرون آمدند، و ما بر ایشان تا دهنه دروازه تاختیم. bible_en_fa And David said to Uriah, Tarry here to day also, and to morrow I will let thee depart. So Uriah abode in Jerusalem that day, and the morrow. و تیراندازان بربندگان تو از روی حصار تیر انداختند، و بعضی ازبندگان پادشاه مردند و بنده تو اوریای حتی نیزمرده است.» bible_en_fa And when David had called him, he did eat and drink before him; and he made him drunk: and at even he went out to lie on his bed with the servants of his lord, but went not down to his house. داود به قاصد گفت: «به یوآب چنین بگو: این واقعه در نظر تو بد نیاید زیرا که شمشیر، این و آن را بی‌تفاوت هلاک می‌کند. پس در مقاتله با شهر به سختی کوشیده، آن را منهدم بساز. پس او را خاطر جمعی بده.» bible_en_fa And it came to pass in the morning, that David wrote a letter to Joab, and sent it by the hand of Uriah. و چون زن اوریا شنید که شوهرش اوریامرده است، برای شوهر خود ماتم گرفت.وچون ایام ماتم گذشت، داود فرستاده، او را به خانه خود آورد و او زن وی شد، و برایش پسری زایید، اما کاری که داود کرده بود، در نظر خداوندناپسند آمد. bible_en_fa And he wrote in the letter, saying, Set ye Uriah in the forefront of the hottest battle, and retire ye from him, that he may be smitten, and die. وچون ایام ماتم گذشت، داود فرستاده، او را به خانه خود آورد و او زن وی شد، و برایش پسری زایید، اما کاری که داود کرده بود، در نظر خداوندناپسند آمد. bible_en_fa And it came to pass, when Joab observed the city, that he assigned Uriah unto a place where he knew that valiant men were. و خداوند ناتان را نزد داود فرستاد و نزدوی آمده، او را گفت که «در شهری دومرد بودند، یکی دولتمند و دیگری فقیر. bible_en_fa And the men of the city went out, and fought with Joab: and there fell some of the people of the servants of David; and Uriah the Hittite died also. ودولتمند را گوسفند و گاو، بی‌نهایت بسیار بود. bible_en_fa Then Joab sent and told David all the things concerning the war; وفقیر را جز یک ماده بره کوچک نبود که آن راخریده، و پرورش داده، همراه وی و پسرانش بزرگ می‌شد، از خوراک وی می‌خورد و از کاسه او می‌نوشید و در آغوشش می‌خوابید و برایش مثل دختر می‌بود. bible_en_fa And charged the messenger, saying, When thou hast made an end of telling the matters of the war unto the king, و مسافری نزد آن مرددولتمند آمد و او را حیف آمد که از گوسفندان وگاوان خود بگیرد تا به جهت مسافری که نزد وی آمده بود مهیا سازد، و بره آن مرد فقیر را گرفته، برای آن مرد که نزد وی آمده بود، مهیا ساخت.» bible_en_fa And if so be that the king's wrath arise, and he say unto thee, Wherefore approached ye so nigh unto the city when ye did fight? knew ye not that they would shoot from the wall? آنگاه خشم داود بر آن شخص افروخته شده، به ناتان گفت: «به حیات خداوند قسم، کسی‌که این کار را کرده است، مستوجب قتل است. bible_en_fa Who smote Abimelech the son of Jerubbesheth? did not a woman cast a piece of a millstone upon him from the wall, that he died in Thebez? why went ye nigh the wall? then say thou, Thy servant Uriah the Hittite is dead also. وچونکه این کار را کرده است و هیچ ترحم ننموده، بره را چهار چندان باید رد کند.» bible_en_fa So the messenger went, and came and shewed David all that Joab had sent him for. ناتان به داود گفت: «آن مرد تو هستی، ویهوه، خدای اسرائیل، چنین می‌گوید: من تو را براسرائیل به پادشاهی مسح نمودم و من تو را ازدست شاول رهایی دادم. bible_en_fa And the messenger said unto David, Surely the men prevailed against us, and came out unto us into the field, and we were upon them even unto the entering of the gate. و خانه آقایت را به تودادم و زنان آقای تو را به آغوش تو، و خاندان اسرائیل و یهودا را به تو عطا کردم. و اگر این کم می‌بود، چنین و چنان برای تو مزید می‌کردم. bible_en_fa And the shooters shot from off the wall upon thy servants; and some of the king's servants be dead, and thy servant Uriah the Hittite is dead also. پس چرا کلام خداوند را خوار نموده، در نظروی عمل بد بجا آوردی و اوریای حتی را به شمشیر زده، زن او را برای خود به زنی گرفتی، واو را با شمشیر بنی عمون به قتل رسانیدی. bible_en_fa Then David said unto the messenger, Thus shalt thou say unto Joab, Let not this thing displease thee, for the sword devoureth one as well as another: make thy battle more strong against the city, and overthrow it: and encourage thou him. پس حال شمشیر از خانه تو هرگز دور نخواهد شد به علت اینکه مرا تحقیر نموده، زن اوریای حتی راگرفتی تا زن تو باشد. bible_en_fa And when the wife of Uriah heard that Uriah her husband was dead, she mourned for her husband. خداوند چنین می‌گوید: اینک من از خانه خودت بدی را بر تو عارض خواهم گردانید و زنان تو را پیش چشم تو گرفته، به همسایه ات خواهم داد، و او در نظر این آفتاب، با زنان تو خواهد خوابید. bible_en_fa And when the mourning was past, David sent and fetched her to his house, and she became his wife, and bare him a son. But the thing that David had done displeased the LORD. زیرا که تو این کار رابه پنهانی کردی، اما من این کار را پیش تمام اسرائیل و در نظر آفتاب خواهم نمود.» bible_en_fa And the LORD sent Nathan unto David. And he came unto him, and said unto him, There were two men in one city; the one rich, and the other poor. و داودبا ناتان گفت: «به خداوند گناه کرده‌ام.» ناتان به داود گفت: «خداوند نیز گناه تو را عفو نموده است که نخواهی مرد. bible_en_fa The rich man had exceeding many flocks and herds: لیکن چون از این امرباعث کفر گفتن دشمنان خداوند شده‌ای، پسری نیز که برای تو زاییده شده است، البته خواهدمرد.» bible_en_fa But the poor man had nothing, save one little ewe lamb, which he had bought and nourished up: and it grew up together with him, and with his children; it did eat of his own meat, and drank of his own cup, and lay in his bosom, and was unto him as a daughter. پس ناتان به خانه خود رفت. bible_en_fa And there came a traveller unto the rich man, and he spared to take of his own flock and of his own herd, to dress for the wayfaring man that was come unto him; but took the poor man's lamb, and dressed it for the man that was come to him. پس داود از خدا برای طفل استدعا نمود وداود روزه گرفت و داخل شده، تمامی شب برروی زمین خوابید. bible_en_fa And David's anger was greatly kindled against the man; and he said to Nathan, As the LORD liveth, the man that hath done this thing shall surely die: و مشایخ خانه‌اش بر اوبرخاستند تا او را از زمین برخیزانند، اما قبول نکرد و با ایشان نان نخورد. bible_en_fa And he shall restore the lamb fourfold, because he did this thing, and because he had no pity. و در روز هفتم طفل بمرد و خادمان داود ترسیدند که از مردن طفل اورا اطلاع دهند، زیرا گفتند: «اینک چون طفل زنده بود، با وی سخن گفتیم و قول ما را نشنید، پس اگربه او خبر دهیم که طفل مرده است، چه قدر زیاده رنجیده می‌شود.» bible_en_fa And Nathan said to David, Thou art the man. Thus saith the LORD God of Israel, I anointed thee king over Israel, and I delivered thee out of the hand of Saul; و چون داود دید که بندگانش با یکدیگر نجوی می‌کنند، داود فهمیدکه طفل مرده است، و داود به خادمان خود گفت: «آیا طفل مرده است؟» گفتند: «مرده است.» bible_en_fa And I gave thee thy master's house, and thy master's wives into thy bosom, and gave thee the house of Israel and of Judah; and if that had been too little, I would moreover have given unto thee such and such things. آنگاه داود از زمین برخاسته، خویشتن راشست و شو داده، تدهین کرد و لباس خود راعوض نموده، به خانه خداوند رفت و عبادت نمود و به خانه خود آمده، خوراک خواست که پیشش گذاشتند و خورد. bible_en_fa Wherefore hast thou despised the commandment of the LORD, to do evil in his sight? thou hast killed Uriah the Hittite with the sword, and hast taken his wife to be thy wife, and hast slain him with the sword of the children of Ammon. و خادمانش به وی گفتند: «این چه‌کار است که کردی؟ وقتی که طفل زنده بود روزه گرفته، گریه نمودی و چون طفل مرد، برخاسته، خوراک خوردی؟» bible_en_fa Now therefore the sword shall never depart from thine house; because thou hast despised me, and hast taken the wife of Uriah the Hittite to be thy wife. او گفت: «وقتی که طفل زنده بود روزه گرفتم و گریه نمودم زیرا فکر کردم کیست که بداند که شاید خداوند برمن ترحم فرماید تا طفل زنده بماند، bible_en_fa Thus saith the LORD, Behold, I will raise up evil against thee out of thine own house, and I will take thy wives before thine eyes, and give them unto thy neighbour, and he shall lie with thy wives in the sight of this sun. اما الان که مرده است، پس چرا من روزه بدارم؛ آیا می‌توانم دیگر او را باز بیاورم؟ ! من نزد او خواهم رفت لیکن او نزد من باز نخواهد آمد.» bible_en_fa For thou didst it secretly: but I will do this thing before all Israel, and before the sun. و داود زن خود بتشبع را تسلی داد و نزدوی درآمده، با او خوابید و او پسری زاییده، او راسلیمان نام نهاد. و خداوند او را دوست داشت. bible_en_fa And David said unto Nathan, I have sinned against the LORD. And Nathan said unto David, The LORD also hath put away thy sin; thou shalt not die. و به‌دست ناتان نبی فرستاد و او را به‌خاطرخداوند یدیدیا نام نهاد. bible_en_fa Howbeit, because by this deed thou hast given great occasion to the enemies of the LORD to blaspheme, the child also that is born unto thee shall surely die. و یوآب با ربه بنی عمون جنگ کرده، شهرپادشاه نشین را گرفت. bible_en_fa And Nathan departed unto his house. And the LORD struck the child that Uriah's wife bare unto David, and it was very sick. و یوآب قاصدان نزدداود فرستاده، گفت که «با ربه جنگ کردم و شهرآبها را گرفتم. bible_en_fa David therefore besought God for the child; and David fasted, and went in, and lay all night upon the earth. پس الان بقیه قوم را جمع کن ودر برابر شهر اردو زده، آن را بگیر، مبادا من شهررا بگیرم و به اسم من نامیده شود.» bible_en_fa And the elders of his house arose, and went to him, to raise him up from the earth: but he would not, neither did he eat bread with them. پس داودتمامی قوم را جمع کرده، به ربه رفت و با آن جنگ کرده، آن را گرفت. bible_en_fa And it came to pass on the seventh day, that the child died. And the servants of David feared to tell him that the child was dead: for they said, Behold, while the child was yet alive, we spake unto him, and he would not hearken unto our voice: how will he then vex himself, if we tell him that the child is dead? و تاج پادشاه ایشان را ازسرش گرفت که وزنش یک وزنه طلا بود وسنگهای گرانبها داشت و آن را بر سر داودگذاشتند، و غنیمت از حد زیاده از شهر بردند.و خلق آنجا را بیرون آورده، ایشان را زیر اره هاو چومهای آهنین و تیشه های آهنین گذاشت وایشان را از کوره آجرپزی گذرانید، و به همین طور با جمیع شهرهای بنی عمون رفتار نمود. پس داود و تمامی قوم به اورشلیم برگشتند. bible_en_fa But when David saw that his servants whispered, David perceived that the child was dead: therefore David said unto his servants, Is the child dead? And they said, He is dead. و خلق آنجا را بیرون آورده، ایشان را زیر اره هاو چومهای آهنین و تیشه های آهنین گذاشت وایشان را از کوره آجرپزی گذرانید، و به همین طور با جمیع شهرهای بنی عمون رفتار نمود. پس داود و تمامی قوم به اورشلیم برگشتند. bible_en_fa Then David arose from the earth, and washed, and anointed himself, and changed his apparel, and came into the house of the LORD, and worshipped: then he came to his own house; and when he required, they set bread before him, and he did eat. و بعد از این، واقع شد که ابشالوم بن داود را خواهری نیکو صورت مسمی به تامار بود، و امنون، پسر داود، او را دوست می‌داشت. bible_en_fa Then said his servants unto him, What thing is this that thou hast done? thou didst fast and weep for the child, while it was alive; but when the child was dead, thou didst rise and eat bread. و امنون به‌سبب خواهر خود تامارچنان گرفتار شد که بیمار گشت، زیرا که او باکره بود و به نظر امنون دشوار آمد که با وی کاری کند. bible_en_fa And he said, While the child was yet alive, I fasted and wept: for I said, Who can tell whether GOD will be gracious to me, that the child may live? و امنون رفیقی داشت که مسمی به یوناداب بن شمعی، برادر داود، بود، و یوناداب مردی بسیارزیرک بود. bible_en_fa But now he is dead, wherefore should I fast? can I bring him back again? I shall go to him, but he shall not return to me. و او وی را گفت: «ای پسر پادشاه چرا روز به روز چنین لاغر می‌شوی و مرا خبرنمی دهی؟» امنون وی را گفت که «من تامار، خواهر برادر خود، ابشالوم را دوست می‌دارم.» bible_en_fa And David comforted Bath-sheba his wife, and went in unto her, and lay with her: and she bare a son, and he called his name Solomon: and the LORD loved him. و یوناداب وی را گفت: «بر بستر خود خوابیده، تمارض نما و چون پدرت برای عیادت تو بیاید، وی را بگو: تمنا این که خواهر من تامار بیاید و مراخوراک بخوراند و خوراک را در نظر من حاضرسازد تا ببینم و از دست وی بخورم.» bible_en_fa And he sent by the hand of Nathan the prophet; and he called his name Jedidiah, because of the LORD. پس امنون خوابید و تمارض نمود و چون پادشاه به عیادتش آمد، امنون به پادشاه گفت: «تمنا اینکه خواهرم تامار بیاید و دو قرص طعام پیش من بپزد تا ازدست او بخورم.» bible_en_fa And Joab fought against Rabbah of the children of Ammon, and took the royal city. و داود نزد تامار به خانه‌اش فرستاده، گفت: «الان به خانه برادرت امنون برو و برایش طعام بساز.» bible_en_fa And Joab sent messengers to David, and said, I have fought against Rabbah, and have taken the city of waters. و تامار به خانه برادر خود، امنون، رفت. واو خوابیده بود. و آرد گرفته، خمیر کرد، و پیش اوقرصها ساخته، آنها را پخت. bible_en_fa Now therefore gather the rest of the people together, and encamp against the city, and take it: lest I take the city, and it be called after my name. و تابه را گرفته، آنها را پیش او ریخت. اما از خوردن ابا نمود وگفت: «همه کس را از نزد من بیرون کنید.» وهمگان از نزد او بیرون رفتند. bible_en_fa And David gathered all the people together, and went to Rabbah, and fought against it, and took it. و امنون به تامارگفت: «خوراک را به اطاق بیاور تا از دست توبخورم.» و تامار قرصها را که ساخته بود، گرفته، نزد برادر خود، امنون، به اطاق آورد. bible_en_fa And he took their king's crown from off his head, the weight whereof was a talent of gold with the precious stones: and it was set on David's head. And he brought forth the spoil of the city in great abundance. و چون پیش او گذاشت تا بخورد، او وی را گرفته، به اوگفت: «ای خواهرم بیا با من بخواب.» bible_en_fa And he brought forth the people that were therein, and put them under saws, and under harrows of iron, and under axes of iron, and made them pass through the brickkiln: and thus did he unto all the cities of the children of Ammon. So David and all the people returned unto Jerusalem. او وی راگفت: «نی‌ای برادرم، مرا ذلیل نساز زیرا که چنین کار در اسرائیل کرده نشود، این قباحت را به عمل میاور. bible_en_fa And it came to pass after this, that Absalom the son of David had a fair sister, whose name was Tamar; and Amnon the son of David loved her. اما من کجا ننگ خود را ببرم و اما تو مثل یکی از سفها در اسرائیل خواهی شد، پس حال تمنا اینکه به پادشاه بگویی، زیرا که مرا از تو دریغ نخواهد نمود.» bible_en_fa And Amnon was so vexed, that he fell sick for his sister Tamar; for she was a virgin; and Amnon thought it hard for him to do any thing to her. لیکن او نخواست سخن وی رابشنود، و بر او زورآور شده، او را مجبور ساخت و با او خوابید. bible_en_fa But Amnon had a friend, whose name was Jonadab, the son of Shimeah David's brother: and Jonadab was a very subtil man. آنگاه امنون با شدت بر وی بغض نمود، وبغضی که با او ورزید از محبتی که با وی می داشت، زیاده بود، پس امنون وی را گفت: «برخیز و برو.» bible_en_fa And he said unto him, Why art thou, being the king's son, lean from day to day? wilt thou not tell me? And Amnon said unto him, I love Tamar, my brother Absalom's sister. او وی را گفت: «چنین مکن. زیرا این ظلم عظیم که در بیرون کردن من می‌کنی، بدتر است از آن دیگری که با من کردی.» لیکن اونخواست که وی را بشنود. bible_en_fa And Jonadab said unto him, Lay thee down on thy bed, and make thyself sick: and when thy father cometh to see thee, say unto him, I pray thee, let my sister Tamar come, and give me meat, and dress the meat in my sight, that I may see it, and eat it at her hand. پس خادمی را که اورا خدمت می‌کرد خوانده، گفت: «این دختر را ازنزد من بیرون کن و در را از عقبش ببند.» bible_en_fa So Amnon lay down, and made himself sick: and when the king was come to see him, Amnon said unto the king, I pray thee, let Tamar my sister come, and make me a couple of cakes in my sight, that I may eat at her hand. و اوجامه رنگارنگ دربر داشت زیرا که دختران باکره پادشاه به این‌گونه لباس، ملبس می‌شدند. وخادمش او را بیرون کرده، در را از عقبش بست. bible_en_fa Then David sent home to Tamar, saying, Go now to thy brother Amnon's house, and dress him meat. و تامار خاکستر بر سر خود ریخته، و جامه رنگارنگ که در برش بود، دریده، و دست خود رابر سر گذارده، روانه شد. و چون می‌رفت، فریادمی نمود. bible_en_fa So Tamar went to her brother Amnon's house; and he was laid down. And she took flour, and kneaded it, and made cakes in his sight, and did bake the cakes. و برادرش، ابشالوم، وی را گفت: «که آیابرادرت، امنون، با تو بوده است؟ پس‌ای خواهرم اکنون خاموش باش. او برادر توست و از این کارمتفکر مباش.» پس تامار در خانه برادر خود، ابشالوم، در پریشان حالی ماند. bible_en_fa And she took a pan, and poured them out before him; but he refused to eat. And Amnon said, Have out all men from me. And they went out every man from him. و چون داودپادشاه تمامی این وقایع را شنید، بسیار غضبناک شد. bible_en_fa And Amnon said unto Tamar, Bring the meat into the chamber, that I may eat of thine hand. And Tamar took the cakes which she had made, and brought them into the chamber to Amnon her brother. و ابشالوم به امنون سخنی نیک یا بدنگفت، زیرا که ابشالوم امنون را بغض می‌داشت، به علت اینکه خواهرش تامار را ذلیل ساخته بود. bible_en_fa And when she had brought them unto him to eat, he took hold of her, and said unto her, Come lie with me, my sister. و بعد از دو سال تمام، واقع شد که ابشالوم در بعل حاصور که نزد افرایم است، پشم برندگان داشت. و ابشالوم تمامی پسران پادشاه را دعوت نمود. bible_en_fa And she answered him, Nay, my brother, do not force me; for no such thing ought to be done in Israel: do not thou this folly. و ابشالوم نزد پادشاه آمده، گفت: «اینک حال، بنده تو، پشم برندگان دارد. تمنا اینکه پادشاه با خادمان خود همراه بنده ات بیایند.» bible_en_fa And I, whither shall I cause my shame to go? and as for thee, thou shalt be as one of the fools in Israel. Now therefore, I pray thee, speak unto the king; for he will not withhold me from thee. پادشاه به ابشالوم گفت: «نی‌ای پسرم، همه ما نخواهیم آمد مبادا برای تو بار سنگین باشیم.» وهر‌چند او را الحاح نمود لیکن نخواست که بیایدو او را برکت داد. bible_en_fa Howbeit he would not hearken unto her voice: but, being stronger than she, forced her, and lay with her. و ابشالوم گفت: «پس تمنااینکه برادرم، امنون، با ما بیاید.» پادشاه او را گفت: «چرا با تو بیاید؟» bible_en_fa Then Amnon hated her exceedingly; so that the hatred wherewith he hated her was greater than the love wherewith he had loved her. And Amnon said unto her, Arise, be gone. اما چون ابشالوم او را الحاح نمود، امنون و تمامی پسران پادشاه را با او روانه کرد. bible_en_fa And she said unto him, There is no cause: this evil in sending me away is greater than the other that thou didst unto me. But he would not hearken unto her. و ابشالوم خادمان خود را امر فرموده، گفت: «ملاحظه کنید که چون دل امنون از شراب خوش شود، و به شما بگویم که امنون را بزنید. آنگاه او را بکشید، و مترسید، آیا من شما را امرنفرمودم. پس دلیر و شجاع باشید.» bible_en_fa Then he called his servant that ministered unto him, and said, Put now this woman out from me, and bolt the door after her. و خادمان ابشالوم با امنون به طوری که ابشالوم امر فرموده بود، به عمل آوردند، و جمیع پسران پادشاه برخاسته، هر کس به قاطر خود سوار شده، گریختند. bible_en_fa And she had a garment of divers colours upon her: for with such robes were the king's daughters that were virgins apparelled. Then his servant brought her out, and bolted the door after her. و چون ایشان در راه می‌بودند، خبر به داودرسانیده، گفتند که «ابشالوم همه پسران پادشاه راکشته و یکی از ایشان باقی نمانده است.» bible_en_fa And Tamar put ashes on her head, and rent her garment of divers colours that was on her, and laid her hand on her head, and went on crying. پس پادشاه برخاسته، جامه خود را درید و به روی زمین دراز شد و جمیع بندگانش با جامه دریده دراطرافش ایستاده بودند. bible_en_fa And Absalom her brother said unto her, Hath Amnon thy brother been with thee? but hold now thy peace, my sister: he is thy brother; regard not this thing. So Tamar remained desolate in her brother Absalom's house. اما یوناداب بن شمعی برادر داود متوجه شده، گفت: «آقایم گمان نبرد که جمیع جوانان، یعنی پسران پادشاه کشته شده‌اند، زیرا که امنون تنها مرده است چونکه این، نزدابشالوم مقرر شده بود از روزی که خواهرش تاماررا ذلیل ساخته بود. bible_en_fa But when king David heard of all these things, he was very wroth. و الان آقایم، پادشاه از این امر متفکر نشود، و خیال نکند که تمامی پسران پادشاه مرده‌اند زیرا که امنون تنها مرده است.» bible_en_fa And Absalom spake unto his brother Amnon neither good nor bad: for Absalom hated Amnon, because he had forced his sister Tamar. و ابشالوم گریخت، و جوانی که دیده بانی می‌کرد، چشمان خود را بلند کرده، نگاه کرد و اینک خلق بسیاری از پهلوی کوه که در عقبش بود، می‌آمدند. bible_en_fa And it came to pass after two full years, that Absalom had sheepshearers in Baal-hazor, which is beside Ephraim: and Absalom invited all the king's sons. و یوناداب به پادشاه گفت: «اینک پسران پادشاه می‌آیند، پس به طوری که بنده ات گفت، چنان شد.» bible_en_fa And Absalom came to the king, and said, Behold now, thy servant hath sheepshearers; let the king, I beseech thee, and his servants go with thy servant. و چون از سخن‌گفتن فارغ شد، اینک پسران پادشاه رسیدند و آوازخود را بلند کرده، گریستند، و پادشاه نیز و جمیع خادمانش به آواز بسیار بلند گریه کردند. bible_en_fa And the king said to Absalom, Nay, my son, let us not all now go, lest we be chargeable unto thee. And he pressed him: howbeit he would not go, but blessed him. و ابشالوم فرار کرده، نزد تلمای ابن عمیهود، پادشاه جشور رفت، و داود برای پسرخود هر روز نوحه گری می‌نمود. bible_en_fa Then said Absalom, If not, I pray thee, let my brother Amnon go with us. And the king said unto him, Why should he go with thee? و ابشالوم فرار کرده، به جشور رفت و سه سال در آنجا ماند.و داود آرزو می‌داشت که نزد ابشالوم بیرون رود، زیرا درباره امنون تسلی یافته بود، چونکه مرده بود. bible_en_fa But Absalom pressed him, that he let Amnon and all the king's sons go with him. و داود آرزو می‌داشت که نزد ابشالوم بیرون رود، زیرا درباره امنون تسلی یافته بود، چونکه مرده بود. bible_en_fa Now Absalom had commanded his servants, saying, Mark ye now when Amnon's heart is merry with wine, and when I say unto you, Smite Amnon; then kill him, fear not: have not I commanded you? be courageous and be valiant. و یوآب بن صرویه فهمید که دل پادشاه به ابشالوم مایل است. bible_en_fa And the servants of Absalom did unto Amnon as Absalom had commanded. Then all the king's sons arose, and every man gat him up upon his mule, and fled. پس یوآب به تقوع فرستاده، زنی دانشمند از آنجا آورد و به وی گفت: «تمنا اینکه خویشتن را مثل ماتم کننده ظاهر سازی، و لباس تعزیت پوشی و خود را به روغن تدهین نکنی و مثل زنی که روزهای بسیار به جهت مرده ماتم گرفته باشد، بشوی. bible_en_fa And it came to pass, while they were in the way, that tidings came to David, saying, Absalom hath slain all the king's sons, and there is not one of them left. و نزدپادشاه داخل شده، او را بدین مضمون بگویی.» پس یوآب سخنان را به دهانش گذاشت. bible_en_fa Then the king arose, and tare his garments, and lay on the earth; and all his servants stood by with their clothes rent. و چون زن تقوعیه با پادشاه سخن گفت، به روی خود به زمین افتاده، تعظیم نمود و گفت: «ای پادشاه، اعانت فرما.» bible_en_fa And Jonadab, the son of Shimeah David's brother, answered and said, Let not my lord suppose that they have slain all the young men the king's sons; for Amnon only is dead: for by the appointment of Absalom this hath been determined from the day that he forced his sister Tamar. و پادشاه به او گفت: «تو راچه شده است؟» عرض کرد: «اینک من زن بیوه هستم و شوهرم مرده است. bible_en_fa Now therefore let not my lord the king take the thing to his heart, to think that all the king's sons are dead: for Amnon only is dead. و کنیز تو را دو پسر بود و ایشان با یکدیگر در صحرا مخاصمه نمودند و کسی نبود که ایشان را از یکدیگر جداکند. پس یکی از ایشان دیگری را زد و کشت. bible_en_fa But Absalom fled. And the young man that kept the watch lifted up his eyes, and looked, and, behold, there came much people by the way of the hill side behind him. واینک تمامی قبیله بر کنیز تو برخاسته، و می‌گویندقاتل برادر خود را بسپار تا او را به عوض جان برادرش که کشته شده است، به قتل برسانیم، ووارث را نیز هلاک کنیم. و به اینطور اخگر مرا که باقی‌مانده است، خاموش خواهند کرد، و برای شوهرم نه اسم و نه اعقاب بر روی زمین واخواهند گذاشت.» bible_en_fa And Jonadab said unto the king, Behold, the king's sons come: as thy servant said, so it is. پادشاه به زن فرمود: «به خانه ات برو و من درباره ات حکم خواهم نمود.» bible_en_fa And it came to pass, as soon as he had made an end of speaking, that, behold, the king's sons came, and lifted up their voice and wept: and the king also and all his servants wept very sore. و زن تقوعیه به پادشاه عرض کرد: «ای آقایم پادشاه، تقصیر بر من و بر خاندان من باشد و پادشاه و کرسی اوبی تقصیر باشند.» bible_en_fa But Absalom fled, and went to Talmai, the son of Ammihud, king of Geshur. And David mourned for his son every day. و پادشاه گفت: «هر‌که با توسخن گوید، او را نزد من بیاور، و دیگر به تو ضررنخواهد رسانید.» bible_en_fa So Absalom fled, and went to Geshur, and was there three years. پس زن گفت: «ای پادشاه، یهوه، خدای خود را به یاد آور تا ولی مقتول، دیگر هلاک نکند، مبادا پسر مرا تلف سازند.» پادشاه گفت: «به حیات خداوند قسم که مویی ازسر پسرت به زمین نخواهد افتاد.» bible_en_fa And the soul of king David longed to go forth unto Absalom: for he was comforted concerning Amnon, seeing he was dead. پس زن گفت: «مستدعی آنکه کنیزت باآقای خود پادشاه سخنی گوید.» گفت: «بگو.» bible_en_fa Now Joab the son of Zeruiah perceived that the king's heart was toward Absalom. زن گفت: «پس چرا درباره قوم خدا مثل این تدبیر کرده‌ای و پادشاه در گفتن این سخن مثل تقصیرکار است، چونکه پادشاه آواره شده خود راباز نیاورده است. bible_en_fa And Joab sent to Tekoah, and fetched thence a wise woman, and said unto her, I pray thee, feign thyself to be a mourner, and put on now mourning apparel, and anoint not thyself with oil, but be as a woman that had a long time mourned for the dead: زیرا ما باید البته بمیریم ومثل آب هستیم که به زمین ریخته شود، و آن رانتوان جمع کرد، و خدا جان را نمی گیرد بلکه تدبیرها می‌کند تا آواره شده‌ای از او آواره نشود. bible_en_fa And come to the king, and speak on this manner unto him. So Joab put the words in her mouth. و حال که به قصد عرض کردن این سخن، نزدآقای خود، پادشاه، آمدم، سبب این بود که خلق، مرا ترسانیدند، و کنیزت فکر کرد که چون به پادشاه عرض کنم، احتمال دارد که پادشاه عرض کنیز خود را به انجام خواهد رسانید. bible_en_fa And when the woman of Tekoah spake to the king, she fell on her face to the ground, and did obeisance, and said, Help, O king. زیراپادشاه اجابت خواهد نمود که کنیز خود را ازدست کسی‌که می‌خواهد مرا و پسرم را با هم ازمیراث خدا هلاک سازد، برهاند. bible_en_fa And the king said unto her, What aileth thee? And she answered, I am indeed a widow woman, and mine husband is dead. و کنیز تو فکرکرد که کلام آقایم، پادشاه، باعث تسلی خواهدبود، زیرا که آقایم، پادشاه، مثل فرشته خداست تانیک و بد را تشخیص کند، و یهوه، خدای توهمراه تو باشد.» bible_en_fa And thy handmaid had two sons, and they two strove together in the field, and there was none to part them, but the one smote the other, and slew him. پس پادشاه در جواب زن فرمود: «چیزی راکه از تو سوال می‌کنم، از من مخفی مدار.» زن عرض کرد «آقایم پادشاه، بفرماید.» bible_en_fa And, behold, the whole family is risen against thine handmaid, and they said, Deliver him that smote his brother, that we may kill him, for the life of his brother whom he slew; and we will destroy the heir also: and so they shall quench my coal which is left, and shall not leave to my husband neither name nor remainder upon the earth. پادشاه گفت: «آیا دست یوآب در همه این کار با تونیست؟» زن در جواب عرض کرد: «به حیات جان تو، ای آقایم پادشاه که هیچ‌کس از هرچه آقایم پادشاه بفرماید به طرف راست یا چپ نمی تواندانحراف ورزد، زیرا که بنده تو یوآب، اوست که مرا امر فرموده است، و اوست که تمامی این سخنان را به دهان کنیزت گذاشته است. bible_en_fa And the king said unto the woman, Go to thine house, and I will give charge concerning thee. برای تبدیل صورت این امر، بنده تو، یوآب، این کار راکرده است، اما حکمت آقایم، مثل حکمت فرشته خدا می‌باشد تا هر‌چه بر روی زمین است، بداند.» bible_en_fa And the woman of Tekoah said unto the king, My lord, O king, the iniquity be on me, and on my father's house: and the king and his throne be guiltless. پس پادشاه به یوآب گفت: «اینک این کار راکرده‌ام. حال برو و ابشالوم جوان را باز آور.» bible_en_fa And the king said, Whosoever saith ought unto thee, bring him to me, and he shall not touch thee any more. آنگاه یوآب به روی خود به زمین افتاده، تعظیم نمود، و پادشاه را تحسین کرد و یوآب گفت: «ای آقایم پادشاه امروز بنده ات می‌داند که در نظر تو التفات یافته‌ام چونکه پادشاه کار بنده خود را به انجام رسانیده است.» bible_en_fa Then said she, I pray thee, let the king remember the LORD thy God, that thou wouldest not suffer the revengers of blood to destroy any more, lest they destroy my son. And he said, As the LORD liveth, there shall not one hair of thy son fall to the earth. پس یوآب برخاسته، به جشور رفت و ابشالوم را به اورشلیم بازآورد. bible_en_fa Then the woman said, Let thine handmaid, I pray thee, speak one word unto my lord the king. And he said, Say on. و پادشاه فرمود که به خانه خودبرگردد و روی مرا نبیند. پس ابشالوم به خانه خودرفت و روی پادشاه را ندید. bible_en_fa And the woman said, Wherefore then hast thou thought such a thing against the people of God? for the king doth speak this thing as one which is faulty, in that the king doth not fetch home again his banished. و در تمامی اسرائیل کسی نیکو منظر وبسیار ممدوح مثل ابشالوم نبود که از کف پا تا فرق سرش در او عیبی نبود. bible_en_fa For we must needs die, and are as water spilt on the ground, which cannot be gathered up again; neither doth God respect any person: yet doth he devise means, that his banished be not expelled from him. و هنگامی که موی سرخود را می‌چید، (زیرا آن را در آخر هر سال می‌چید، چونکه بر او سنگین می‌شد و از آن سبب آن را می‌چید) موی سر خود را وزن نموده، دویست مثقال به وزن شاه می‌یافت. bible_en_fa Now therefore that I am come to speak of this thing unto my lord the king, it is because the people have made me afraid: and thy handmaid said, I will now speak unto the king; it may be that the king will perform the request of his handmaid. و برای ابشالوم سه پسر و یک دختر مسمی به تامارزاییده شدند. و او دختری نیکو صورت بود. bible_en_fa For the king will hear, to deliver his handmaid out of the hand of the man that would destroy me and my son together out of the inheritance of God. و ابشالوم دو سال تمام در اورشلیم مانده، روی پادشاه را ندید. bible_en_fa Then thine handmaid said, The word of my lord the king shall now be comfortable: for as an angel of God, so is my lord the king to discern good and bad: therefore the LORD thy God will be with thee. پس ابشالوم، یوآب راطلبید تا او را نزد پادشاه بفرستد. اما نخواست که نزد وی بیاید. و باز بار دیگر فرستاد و نخواست که بیاید. bible_en_fa Then the king answered and said unto the woman, Hide not from me, I pray thee, the thing that I shall ask thee. And the woman said, Let my lord the king now speak. پس به خادمان خود گفت: «ببینید، مزرعه یوآب نزد مزرعه من است و در آنجا جودارد. بروید و آن را به آتش بسوزانید.» پس خادمان ابشالوم مزرعه را به آتش سوزانیدند. bible_en_fa And the king said, Is not the hand of Joab with thee in all this? And the woman answered and said, As thy soul liveth, my lord the king, none can turn to the right hand or to the left from ought that my lord the king hath spoken: for thy servant Joab, he bade me, and he put all these words in the mouth of thine handmaid: آنگاه یوآب برخاسته، نزد ابشالوم به خانه‌اش رفته، وی را گفت که «چرا خادمان تو مزرعه مراآتش زده‌اند؟» bible_en_fa To fetch about this form of speech hath thy servant Joab done this thing: and my lord is wise, according to the wisdom of an angel of God, to know all things that are in the earth. ابشالوم به یوآب گفت: «اینک نزد تو فرستاده، گفتم: اینجا بیا تا تو را نزد پادشاه بفرستم تا بگویی برای چه از جشور آمده‌ام؟ مرابهتر می‌بود که تابحال در آنجا مانده باشم، پس حال روی پادشاه را ببینم و اگر گناهی در من باشد، مرا بکشد.»پس یوآب نزد پادشاه رفته، او را مخبر ساخت. و او ابشالوم را طلبید که پیش پادشاه آمد و به حضور پادشاه رو به زمین افتاده، تعظیم کرده و پادشاه، ابشالوم را بوسید. bible_en_fa And the king said unto Joab, Behold now, I have done this thing: go therefore, bring the young man Absalom again. پس یوآب نزد پادشاه رفته، او را مخبر ساخت. و او ابشالوم را طلبید که پیش پادشاه آمد و به حضور پادشاه رو به زمین افتاده، تعظیم کرده و پادشاه، ابشالوم را بوسید. bible_en_fa And Joab fell to the ground on his face, and bowed himself, and thanked the king: and Joab said, To day thy servant knoweth that I have found grace in thy sight, my lord, O king, in that the king hath fulfilled the request of his servant. و بعد از آن، واقع شد که ابشالوم ارابه‌ای و اسبان و پنجاه مرد که پیش اوبدوند، مهیا نمود. bible_en_fa So Joab arose and went to Geshur, and brought Absalom to Jerusalem. و ابشالوم صبح زود برخاسته، به کناره راه دروازه می‌ایستاد، و هر کسی‌که دعوایی می‌داشت و نزد پادشاه به محاکمه می‌آمد، ابشالوم او را خوانده، می‌گفت: «تو ازکدام شهر هستی؟» و او می‌گفت: «بنده ات از فلان سبط از اسباط اسرائیل هستم.» bible_en_fa And the king said, Let him turn to his own house, and let him not see my face. So Absalom returned to his own house, and saw not the king's face. و ابشالوم او رامی گفت: «ببین، کارهای تو نیکو و راست است لیکن از جانب پادشاه کسی نیست که تو رابشنود.» bible_en_fa But in all Israel there was none to be so much praised as Absalom for his beauty: from the sole of his foot even to the crown of his head there was no blemish in him. و ابشالوم می‌گفت: «کاش که در زمین داور می‌شدم و هر کس که دعوایی یا مرافعه‌ای می‌داشت، نزد من می‌آمد و برای او انصاف می‌نمودم.» bible_en_fa And when he polled his head, (for it was at every year's end that he polled it: because the hair was heavy on him, therefore he polled it:) he weighed the hair of his head at two hundred shekels after the king's weight. و هنگامی که کسی نزدیک آمده، اورا تعظیم می‌نمود، دست خود را دراز کرده، او رامی گرفت و می‌بوسید. bible_en_fa And unto Absalom there were born three sons, and one daughter, whose name was Tamar: she was a woman of a fair countenance. و ابشالوم با همه اسرائیل که نزد پادشاه برای داوری می‌آمدند بدین منوال عمل می‌نمود، پس ابشالوم دل مردان اسرائیل رافریفت. bible_en_fa So Absalom dwelt two full years in Jerusalem, and saw not the king's face. و بعد از انقضای چهل سال، ابشالوم به پادشاه گفت: «مستدعی اینکه بروم تا نذری را که برای خداوند در حبرون کرده‌ام، وفا نمایم، bible_en_fa Therefore Absalom sent for Joab, to have sent him to the king; but he would not come to him: and when he sent again the second time, he would not come. زیراکه بنده ات وقتی که در جشور ارام ساکن بودم، نذرکرده، گفتم که اگر خداوند مرا به اورشلیم بازآورد، خداوند را عبادت خواهم نمود.» bible_en_fa Therefore he said unto his servants, See, Joab's field is near mine, and he hath barley there; go and set it on fire. And Absalom's servants set the field on fire. پادشاه وی را گفت: «به سلامتی برو.» پس او برخاسته، به حبرون رفت. bible_en_fa Then Joab arose, and came to Absalom unto his house, and said unto him, Wherefore have thy servants set my field on fire? و ابشالوم، جاسوسان به تمامی اسباط اسرائیل فرستاده، گفت: «به مجرد شنیدن آواز کرنا بگویید که ابشالوم در حبرون پادشاه شده است.» bible_en_fa And Absalom answered Joab, Behold, I sent unto thee, saying, Come hither, that I may send thee to the king, to say, Wherefore am I come from Geshur? it had been good for me to have been there still: now therefore let me see the king's face; and if there be any iniquity in me, let him kill me. و دویست نفر که دعوت شده بودند، همراه ابشالوم از اورشلیم رفتند، و اینان به صافدلی رفته، چیزی ندانستند. bible_en_fa So Joab came to the king, and told him: and when he had called for Absalom, he came to the king, and bowed himself on his face to the ground before the king: and the king kissed Absalom. و ابشالوم اخیتوفل جیلونی را که مشیر داود بود، از شهرش، جیلوه، وقتی که قربانی‌ها می‌گذرانید، طلبید وفتنه سخت شد، و قوم با ابشالوم روزبه روز زیاده می‌شدند. bible_en_fa And it came to pass after this, that Absalom prepared him chariots and horses, and fifty men to run before him. و کسی نزد داود آمده، او را خبر داده، گفت که «دلهای مردان اسرائیل در عقب ابشالوم گرویده است.» bible_en_fa And Absalom rose up early, and stood beside the way of the gate: and it was so, that when any man that had a controversy came to the king for judgment, then Absalom called unto him, and said, Of what city art thou? And he said, Thy servant is of one of the tribes of Israel. و داود به تمامی خادمانی که بااو در اورشلیم بودند، گفت: «برخاسته، فرار کنیم والا ما را از ابشالوم نجات نخواهد بود. پس به تعجیل روانه شویم مبادا او ناگهان به ما برسد وبدی بر ما عارض شود و شهر را به دم شمشیربزند. bible_en_fa And Absalom said unto him, See, thy matters are good and right; but there is no man deputed of the king to hear thee. و خادمان پادشاه، به پادشاه عرض کردند: «اینک بندگانت حاضرند برای هرچه آقای ماپادشاه اختیار کند.» bible_en_fa Absalom said moreover, Oh that I were made judge in the land, that every man which hath any suit or cause might come unto me, and I would do him justice! پس پادشاه و تمامی اهل خانه‌اش با وی بیرون رفتند، و پادشاه ده زن را که متعه او بودند، برای نگاه داشتن خانه واگذاشت. bible_en_fa And it was so, that when any man came nigh to him to do him obeisance, he put forth his hand, and took him, and kissed him. و پادشاه و تمامی قوم با وی بیرون رفته، دربیت مرحق توقف نمودند. bible_en_fa And on this manner did Absalom to all Israel that came to the king for judgment: so Absalom stole the hearts of the men of Israel. و تمامی خادمانش پیش او گذشتند و جمیع کریتیان و جمیع فلیتیان و جمیع جتیان، یعنی ششصد نفر که از جت درعقب او آمده بودند، پیش روی پادشاه گذشتند. bible_en_fa And it came to pass after forty years, that Absalom said unto the king, I pray thee, let me go and pay my vow, which I have vowed unto the LORD, in Hebron. و پادشاه به اتای جتی گفت: «تو نیز همراه ما چرا می‌آیی؟ برگرد و همراه پادشاه بمان زیراکه تو غریب هستی و از مکان خود نیز جلای وطن کرده‌ای. bible_en_fa For thy servant vowed a vow while I abode at Geshur in Syria, saying, If the LORD shall bring me again indeed to Jerusalem, then I will serve the LORD. دیروز آمدی. پس آیا امروز تو را همراه ما آواره گردانم و حال آنکه من می‌روم به‌جایی که می‌روم. پس برگرد و برادران خود رابرگردان و رحمت و راستی همراه تو باد.» bible_en_fa And the king said unto him, Go in peace. So he arose, and went to Hebron. واتای در جواب پادشاه عرض کرد: «به حیات خداوند و به حیات آقایم پادشاه، قسم که هرجایی که آقایم پادشاه خواه در موت و خواه در زندگی، باشد، بنده تو در آنجا خواهد بود.» bible_en_fa But Absalom sent spies throughout all the tribes of Israel, saying, As soon as ye hear the sound of the trumpet, then ye shall say, Absalom reigneth in Hebron. و داود به اتای گفت: «بیا و پیش برو.» پس اتای جتی با همه مردمانش و جمیع اطفالی که با اوبودند، پیش رفتند. bible_en_fa And with Absalom went two hundred men out of Jerusalem, that were called; and they went in their simplicity, and they knew not any thing. و تمامی اهل زمین به آوازبلند گریه کردند، و جمیع قوم عبور کردند، وپادشاه از نهر قدرون عبور کرد و تمامی قوم به راه بیابان گذشتند. bible_en_fa And Absalom sent for Ahithophel the Gilonite, David's counseller, from his city, even from Giloh, while he offered sacrifices. And the conspiracy was strong; for the people increased continually with Absalom. و اینک صادوق نیز و جمیع لاویان با وی تابوت عهد خدا را برداشتند، و تابوت خدا رانهادند و تا تمامی قوم از شهر بیرون آمدند، ابیاتارقربانی می‌گذرانید. bible_en_fa And there came a messenger to David, saying, The hearts of the men of Israel are after Absalom. و پادشاه به صادوق گفت: «تابوت خدا را به شهر برگردان. پس اگر در نظرخداوند التفات یابم مرا باز خواهد آورد، و آن راو مسکن خود را به من نشان خواهد داد. bible_en_fa And David said unto all his servants that were with him at Jerusalem, Arise, and let us flee; for we shall not else escape from Absalom: make speed to depart, lest he overtake us suddenly, and bring evil upon us, and smite the city with the edge of the sword. و اگرچنین گوید که از تو راضی نیستم، اینک حاضرم هرچه در نظرش پسند آید، به من عمل نماید.» bible_en_fa And the king's servants said unto the king, Behold, thy servants are ready to do whatsoever my lord the king shall appoint. و پادشاه به صادوق کاهن گفت: «آیا تو رایی نیستی؟ پس به شهر به سلامتی برگرد و هر دو پسرشما، یعنی اخیمعص، پسر تو، و یوناتان، پسرابیاتار، همراه شما باشند. bible_en_fa And the king went forth, and all his household after him. And the king left ten women, which were concubines, to keep the house. بدانید که من درکناره های بیابان درنگ خواهم نمود تا پیغامی ازشما رسیده، مرا مخبر سازد.» bible_en_fa And the king went forth, and all the people after him, and tarried in a place that was far off. پس صادوق وابیاتار تابوت خدا را به اورشلیم برگردانیده، درآنجا ماندند. bible_en_fa And all his servants passed on beside him; and all the Cherethites, and all the Pelethites, and all the Gittites, six hundred men which came after him from Gath, passed on before the king. و اما داود به فراز کوه زیتون برآمد و چون می‌رفت، گریه می‌کرد و با سر پوشیده و پای برهنه می‌رفت و تمامی قومی که همراهش بودند، هریک سر خود را پوشانیدند و گریه‌کنان می‌رفتند. bible_en_fa Then said the king to Ittai the Gittite, Wherefore goest thou also with us? return to thy place, and abide with the king: for thou art a stranger, and also an exile. و داود را خبر داده، گفتند: «که اخیتوفل، یکی از فتنه انگیزان، با ابشالوم شده است. و داود گفت: «ای خداوند، مشورت اخیتوفل را حماقت گردان.» bible_en_fa Whereas thou camest but yesterday, should I this day make thee go up and down with us? seeing I go whither I may, return thou, and take back thy brethren: mercy and truth be with thee. و چون داود به فراز کوه، جایی که خدا راسجده می‌کنند رسید، اینک حوشای ارکی باجامه دریده و خاک بر سر ریخته او را استقبال کرد. bible_en_fa And Ittai answered the king, and said, As the LORD liveth, and as my lord the king liveth, surely in what place my lord the king shall be, whether in death or life, even there also will thy servant be. و داود وی را گفت: «اگر همراه من بیایی برای من بار خواهی شد. bible_en_fa And David said to Ittai, Go and pass over. And Ittai the Gittite passed over, and all his men, and all the little ones that were with him. اما اگر به شهربرگردی و به ابشالوم بگویی: ای پادشاه، من بنده تو خواهم بود، چنانکه پیشتر بنده تو بودم، الان بنده تو خواهم بود. آنگاه مشورت اخیتوفل رابرای من باطل خواهی گردانید. bible_en_fa And all the country wept with a loud voice, and all the people passed over: the king also himself passed over the brook Kidron, and all the people passed over, toward the way of the wilderness. و آیا صادوق وابیاتار کهنه در آنجا همراه تو نیستند؟ پس هرچیزی را که از خانه پادشاه بشنوی، آن را به صادوق و ابیاتار کهنه اعلام نما. bible_en_fa And lo Zadok also, and all the Levites were with him, bearing the ark of the covenant of God: and they set down the ark of God; and Abiathar went up, until all the people had done passing out of the city. و اینک دوپسر ایشان اخیمعص، پسر صادوق، و یوناتان، پسر ابیاتار، در آنجا با ایشانند و هر خبری را که می‌شنوید، به‌دست ایشان، نزد من خواهیدفرستاد.»پس حوشای، دوست داود، به شهررفت و ابشالوم وارد اورشلیم شد. bible_en_fa And the king said unto Zadok, Carry back the ark of God into the city: if I shall find favour in the eyes of the LORD, he will bring me again, and shew me both it, and his habitation: پس حوشای، دوست داود، به شهررفت و ابشالوم وارد اورشلیم شد. bible_en_fa But if he thus say, I have no delight in thee; behold, here am I, let him do to me as seemeth good unto him. و چون داود از سر کوه اندکی گذشته بود، اینک صیبا، خادم مفیبوشت، بایک جفت الاغ آراسته که دویست قرص نان وصد قرص کشمش و صد قرص انجیر و یک مشک شراب بر آنها بود، به استقبال وی آمد. bible_en_fa The king said also unto Zadok the priest, Art not thou a seer? return into the city in peace, and your two sons with you, Ahimaaz thy son, and Jonathan the son of Abiathar. و پادشاه به صیبا گفت: «از این چیزها چه مقصودداری؟» صیبا گفت: «الاغها به جهت سوار شدن اهل خانه پادشاه، و نان و انجیر برای خوراک خادمان، و شراب به جهت نوشیدن خسته شدگان در بیابان است.» bible_en_fa See, I will tarry in the plain of the wilderness, until there come word from you to certify me. پادشاه گفت: «اما پسر آقایت کجا است؟» صیبا به پادشاه عرض کرد: «اینک دراورشلیم مانده است، زیرا فکر می‌کند که امروزخاندان اسرائیل سلطنت پدر مرا به من ردخواهند کرد.» bible_en_fa Zadok therefore and Abiathar carried the ark of God again to Jerusalem: and they tarried there. پادشاه به صیبا گفت: «اینک کل مایملک مفیبوشت از مال توست.» پس صیباگفت: «اظهار بندگی می‌نمایم‌ای آقایم پادشاه، تمنا اینکه در نظر تو التفات یابم.» bible_en_fa And David went up by the ascent of mount Olivet, and wept as he went up, and had his head covered, and he went barefoot: and all the people that was with him covered every man his head, and they went up, weeping as they went up. و چون داود پادشاه به بحوریم رسید، اینک شخصی از قبیله خاندان شاول مسمی به شمعی از آنجا بیرون آمد و چون می‌آمد، دشنام می‌داد. bible_en_fa And one told David, saying, Ahithophel is among the conspirators with Absalom. And David said, O LORD, I pray thee, turn the counsel of Ahithophel into foolishness. و به داود و به جمیع خادمان داود پادشاه سنگهامی انداخت، و تمامی قوم و جمیع شجاعان به طرف راست و چپ او بودند bible_en_fa And it came to pass, that when David was come to the top of the mount, where he worshipped God, behold, Hushai the Archite came to meet him with his coat rent, and earth upon his head: و شمعی دشنام داده، چنین می‌گفت: «دور شو دور شو‌ای مردخون ریز و‌ای مرد بلیعال! bible_en_fa Unto whom David said, If thou passest on with me, then thou shalt be a burden unto me: خداوند تمامی خون خاندان شاول را که در جایش سلطنت نمودی برتو رد کرده، و خداوند سلطنت را به‌دست پسر توابشالوم، تسلیم نموده است، و اینک چونکه مردی خون ریز هستی، به شرارت خود گرفتارشده‌ای.» bible_en_fa But if thou return to the city, and say unto Absalom, I will be thy servant, O king; as I have been thy father's servant hitherto, so will I now also be thy servant: then mayest thou for me defeat the counsel of Ahithophel. و ابیشای ابن صرویه به پادشاه گفت که «چرااین سگ مرده، آقایم پادشاه را دشنام دهد؟ مستدعی آنکه بروم و سرش را از تن جدا کنم.» bible_en_fa And hast thou not there with thee Zadok and Abiathar the priests? therefore it shall be, that what thing soever thou shalt hear out of the king's house, thou shalt tell it to Zadok and Abiathar the priests. پادشاه گفت: «ای پسران صرویه مرا با شما چه‌کار است؟ بگذارید که دشنام دهد، زیرا خداونداو را گفته است که داود را دشنام بده، پس کیست که بگوید چرا این کار را می‌کنی؟» bible_en_fa Behold, they have there with them their two sons, Ahimaaz Zadok's son, and Jonathan Abiathar's son; and by them ye shall send unto me every thing that ye can hear. و داود به ابیشای و به تمامی خادمان گفت: «اینک پسر من که از صلب من بیرون آمد، قصد جان من دارد، پس حال چند مرتبه زیاده این بنیامینی، پس او رابگذارید که دشنام دهد زیرا خداوند او را امرفرموده است. bible_en_fa So Hushai David's friend came into the city, and Absalom came into Jerusalem. شاید خداوند بر مصیبت من نگاه کند و خداوند به عوض دشنامی که او امروز به من می‌دهد، به من جزای نیکو دهد.» bible_en_fa And when David was a little past the top of the hill, behold, Ziba the servant of Mephibosheth met him, with a couple of asses saddled, and upon them two hundred loaves of bread, and an hundred bunches of raisins, and an hundred of summer fruits, and a bottle of wine. پس داود ومردانش راه خود را پیش گرفتند و اما شمعی دربرابر ایشان به‌جانب کوه می‌رفت و چون می‌رفت، دشنام داده، سنگها به سوی او می‌انداخت و خاک به هوا می‌پاشید. bible_en_fa And the king said unto Ziba, What meanest thou by these? And Ziba said, The asses be for the king's household to ride on; and the bread and summer fruit for the young men to eat; and the wine, that such as be faint in the wilderness may drink. و پادشاه با تمامی قومی که همراهش بودند، خسته شده، آمدند و در آنجااستراحت کردند. bible_en_fa And the king said, And where is thy master's son? And Ziba said unto the king, Behold, he abideth at Jerusalem: for he said, To day shall the house of Israel restore me the kingdom of my father. و اما ابشالوم و تمامی گروه مردان اسرائیل به اورشلیم آمدند، و اخیتوفل همراهش بود، bible_en_fa Then said the king to Ziba, Behold, thine are all that pertained unto Mephibosheth. And Ziba said, I humbly beseech thee that I may find grace in thy sight, my lord, O king. وچون حوشای ارکی، دوست داود، نزد ابشالوم رسید، حوشای به ابشالوم گفت: «پادشاه زنده بماند! پادشاه زنده بماند!» bible_en_fa And when king David came to Bahurim, behold, thence came out a man of the family of the house of Saul, whose name was Shimei, the son of Gera: he came forth, and cursed still as he came. و ابشالوم به حوشای گفت: «آیا مهربانی تو با دوست خود این است؟ چرا با دوست خود نرفتی؟» bible_en_fa And he cast stones at David, and at all the servants of king David: and all the people and all the mighty men were on his right hand and on his left. و حوشای به ابشالوم گفت: «نی، بلکه هرکس را که خداوند واین قوم و جمیع مردان اسرائیل برگزیده باشند، بنده او خواهم بود و نزد او خواهم ماند. bible_en_fa And thus said Shimei when he cursed, Come out, come out, thou bloody man, and thou man of Belial: و ثانی که را می‌باید خدمت نمایم؟ آیا نه نزد پسر او؟ پس چنانکه به حضور پدر تو خدمت نموده‌ام، به همان طور در حضور تو خواهم بود.» bible_en_fa The LORD hath returned upon thee all the blood of the house of Saul, in whose stead thou hast reigned; and the LORD hath delivered the kingdom into the hand of Absalom thy son: and, behold, thou art taken in thy mischief, because thou art a bloody man. و ابشالوم به اخیتوفل گفت: «شما مشورت کنید که چه بکنیم.» bible_en_fa Then said Abishai the son of Zeruiah unto the king, Why should this dead dog curse my lord the king? let me go over, I pray thee, and take off his head. و اخیتوفل به ابشالوم گفت که «نزد متعه های پدر خود که به جهت نگاهبانی خانه گذاشته است، درآی، و چون تمامی اسرائیل بشنوند که نزد پدرت مکروه شده‌ای، آنگاه دست تمامی همراهانت قوی خواهد شد.» bible_en_fa And the king said, What have I to do with you, ye sons of Zeruiah? so let him curse, because the LORD hath said unto him, Curse David. Who shall then say, Wherefore hast thou done so? پس خیمه‌ای بر پشت بام برای ابشالوم برپاکردند و ابشالوم در نظر تمامی بنی‌اسرائیل نزدمتعه های پدرش درآمد.و مشورتی که اخیتوفل در آن روزها می‌داد، مثل آن بود که کسی از کلام خدا سوال کند. و هر مشورتی که اخیتوفل هم به داود و هم به ابشالوم می‌داد، چنین می‌بود. bible_en_fa And David said to Abishai, and to all his servants, Behold, my son, which came forth of my bowels, seeketh my life: how much more now may this Benjamite do it? let him alone, and let him curse; for the LORD hath bidden him. و مشورتی که اخیتوفل در آن روزها می‌داد، مثل آن بود که کسی از کلام خدا سوال کند. و هر مشورتی که اخیتوفل هم به داود و هم به ابشالوم می‌داد، چنین می‌بود. bible_en_fa It may be that the LORD will look on mine affliction, and that the LORD will requite me good for his cursing this day. و اخیتوفل به ابشالوم گفت: «مرا اذن بده که دوازده هزار نفر را برگزیده، برخیزم و شبانگاه داود را تعاقب نمایم. bible_en_fa And as David and his men went by the way, Shimei went along on the hill's side over against him, and cursed as he went, and threw stones at him, and cast dust. پس در حالتی که او خسته و دستهایش سست است بر اورسیده، او را مضطرب خواهم ساخت و تمامی قومی که همراهش هستند، خواهند گریخت، وپادشاه را به تنهایی خواهم کشت. bible_en_fa And the king, and all the people that were with him, came weary, and refreshed themselves there. و تمامی قوم را نزد تو خواهم برگردانید زیرا شخصی که او رامی طلبی مثل برگشتن همه است، پس تمامی قوم در سلامتی خواهند بود.» bible_en_fa And Absalom, and all the people the men of Israel, came to Jerusalem, and Ahithophel with him. و این سخن در نظرجمیع مشایخ اسرائیل پسند آمد. bible_en_fa And it came to pass, when Hushai the Archite, David's friend, was come unto Absalom, that Hushai said unto Absalom, God save the king, God save the king. و ابشالوم گفت: «حوشای ارکی را نیزبخوانید تا بشنویم که او چه خواهد گفت.» bible_en_fa And Absalom said to Hushai, Is this thy kindness to thy friend? why wentest thou not with thy friend? وچون حوشای نزد ابشالوم آمد، ابشالوم وی راخطاب کرده، گفت: «اخیتوفل بدین مضمون گفته است، پس تو بگو که بر‌حسب رای او عمل نماییم یا نه.» bible_en_fa And Hushai said unto Absalom, Nay; but whom the LORD, and this people, and all the men of Israel, choose, his will I be, and with him will I abide. حوشای به ابشالوم گفت: «مشورتی که اخیتوفل این مرتبه داده است، خوب نیست.» bible_en_fa And again, whom should I serve? should I not serve in the presence of his son? as I have served in thy father's presence, so will I be in thy presence. و حوشای گفت: «می‌دانی که پدرت ومردانش شجاع هستند و مثل خرسی که بچه هایش را در بیابان گرفته باشند، در تلخی جانند، و پدرت مرد جنگ آزموده است، و شب را در میان قوم نمی ماند. bible_en_fa Then said Absalom to Ahithophel, Give counsel among you what we shall do. اینک او الان درحفره‌ای یا جای دیگر مخفی است، و واقع خواهد شد که چون بعضی از ایشان در ابتدابیفتند، هر کس که بشنود خواهد گفت: در میان قومی که تابع ابشالوم هستند، شکستی واقع شده است. bible_en_fa And Ahithophel said unto Absalom, Go in unto thy father's concubines, which he hath left to keep the house; and all Israel shall hear that thou art abhorred of thy father: then shall the hands of all that are with thee be strong. و نیز شجاعی که دلش مثل دل شیرباشد، بالکل گداخته خواهد شد، زیرا جمیع اسرائیل می‌دانند که پدر تو جباری است ورفیقانش شجاع هستند. bible_en_fa So they spread Absalom a tent upon the top of the house; and Absalom went in unto his father's concubines in the sight of all Israel. لهذا رای من این است که تمامی اسرائیل از دان تا بئرشبع که مثل ریگ کناره دریا بی‌شمارند، نزد تو جمع شوند، وحضرت تو همراه ایشان برود. bible_en_fa And the counsel of Ahithophel, which he counselled in those days, was as if a man had inquired at the oracle of God: so was all the counsel of Ahithophel both with David and with Absalom. پس در مکانی که یافت می‌شود بر او خواهیم رسید، و مثل شبنمی که بر زمین می‌ریزد بر او فرود خواهیم آمد، و از او و تمامی مردانی که همراه وی می‌باشند، یکی هم باقی نخواهد ماند. bible_en_fa Moreover Ahithophel said unto Absalom, Let me now choose out twelve thousand men, and I will arise and pursue after David this night: و اگر به شهری داخل شود، آنگاه تمامی اسرائیل طنابهابه آن شهر خواهند‌آورد و آن شهر را به نهرخواهند کشید تا یک سنگ ریزه‌ای هم در آن پیدانشود.» bible_en_fa And I will come upon him while he is weary and weak handed, and will make him afraid: and all the people that are with him shall flee; and I will smite the king only: پس ابشالوم و جمیع مردان اسرائیل گفتند: «مشورت حوشای ارکی از مشورت اخیتوفل بهتر است.» زیرا خداوند مقدر فرموده بود که مشورت نیکوی اخیتوفل را باطل گرداند تا آنکه خداوند بدی را بر ابشالوم برساند. bible_en_fa And I will bring back all the people unto thee: the man whom thou seekest is as if all returned: so all the people shall be in peace. و حوشای به صادوق و ابیاتار کهنه گفت: «اخیتوفل به ابشالوم و مشایخ اسرائیل چنین و چنان مشورت داده، و من چنین و چنان مشورت داده‌ام. bible_en_fa And the saying pleased Absalom well, and all the elders of Israel. پس حال به زودی بفرستید و داود رااطلاع داده، گویید: امشب در کناره های بیابان توقف منما بلکه به هر طوری که توانی عبور کن، مبادا پادشاه و همه کسانی که همراه وی می‌باشند، بلعیده شوند.» bible_en_fa Then said Absalom, Call now Hushai the Archite also, and let us hear likewise what he saith. و یوناتان و اخیمعص نزد عین روجل توقف می‌نمودند و کنیزی رفته، برای ایشان خبرمی آورد، و ایشان رفته، به داود پادشاه خبرمی رسانیدند، زیرا نمی توانستند به شهر داخل شوند که مبادا خویشتن را ظاهر سازند. bible_en_fa And when Hushai was come to Absalom, Absalom spake unto him, saying, Ahithophel hath spoken after this manner: shall we do after his saying? if not; speak thou. اماغلامی ایشان را دیده، به ابشالوم خبر داد، و هردوی ایشان به زودی رفته، به خانه شخصی دربحوریم داخل شدند و در حیاط او چاهی بود که در آن فرود شدند. bible_en_fa And Hushai said unto Absalom, The counsel that Ahithophel hath given is not good at this time. و زن، سرپوش چاه راگرفته، بر دهنه‌اش گسترانید و بلغور بر آن ریخت. پس چیزی معلوم نشد. bible_en_fa For, said Hushai, thou knowest thy father and his men, that they be mighty men, and they be chafed in their minds, as a bear robbed of her whelps in the field: and thy father is a man of war, and will not lodge with the people. و خادمان ابشالوم نزدآن زن به خانه درآمده، گفتند: «اخیمعص ویوناتان کجایند؟» زن به ایشان گفت: «از نهر آب عبور کردند.» پس چون جستجو کرده، نیافتند، به اورشلیم برگشتند. bible_en_fa Behold, he is hid now in some pit, or in some other place: and it will come to pass, when some of them be overthrown at the first, that whosoever heareth it will say, There is a slaughter among the people that follow Absalom. و بعد از رفتن آنها، ایشان از چاه برآمدند ورفته، داود پادشاه را خبر دادند و به داود گفتند: «برخیزید و به زودی از آب عبور کنید، زیرا که اخیتوفل درباره شما چنین مشورت داده است.» bible_en_fa And he also that is valiant, whose heart is as the heart of a lion, shall utterly melt: for all Israel knoweth that thy father is a mighty man, and they which be with him are valiant men. پس داود و تمامی قومی که همراهش بودند، برخاستند و از اردن عبور کردند و تا طلوع فجریکی باقی نماند که از اردن عبور نکرده باشد. bible_en_fa Therefore I counsel that all Israel be generally gathered unto thee, from Dan even to Beer-sheba, as the sand that is by the sea for multitude; and that thou go to battle in thine own person. اما چون اخیتوفل دید که مشورت او بجاآورده نشد، الاغ خود را بیاراست و برخاسته، به شهر خود به خانه‌اش رفت و برای خانه خودتدارک دیده، خویشتن را خفه کرد و مرد و او را در قبر پدرش دفن کردند. bible_en_fa So shall we come upon him in some place where he shall be found, and we will light upon him as the dew falleth on the ground: and of him and of all the men that are with him there shall not be left so much as one. اما داود به محنایم آمد و ابشالوم از اردن گذشت و تمامی مردان اسرائیل همراهش بودند. bible_en_fa Moreover, if he be gotten into a city, then shall all Israel bring ropes to that city, and we will draw it into the river, until there be not one small stone found there. و ابشالوم، عماسا را به‌جای یوآب به‌سرداری لشکر نصب کرد، و عماسا پسر شخصی مسمی به یترای اسرائیلی بود که نزد ابیجایل، دخترناحاش، خواهر صرویه، مادر یوآب درآمده بود. bible_en_fa And Absalom and all the men of Israel said, The counsel of Hushai the Archite is better than the counsel of Ahithophel. For the LORD had appointed to defeat the good counsel of Ahithophel, to the intent that the LORD might bring evil upon Absalom. پس اسرائیل و ابشالوم در زمین جلعاد اردوزدند. bible_en_fa Then said Hushai unto Zadok and to Abiathar the priests, Thus and thus did Ahithophel counsel Absalom and the elders of Israel; and thus and thus have I counselled. و واقع شد که چون داود به محنایم رسید، شوبی ابن ناحاش از ربت بنی عمون و ماکیر بن عمیئیل از لودبار و برزلائی جلعادی از روجلیم، bible_en_fa Now therefore send quickly, and tell David, saying, Lodge not this night in the plains of the wilderness, but speedily pass over; lest the king be swallowed up, and all the people that are with him. بسترها و کاسه‌ها و ظروف سفالین و گندم وجو و آرد و خوشه های برشته و باقلا و عدس ونخود برشته،و عسل و کره و گوسفندان و پنیرگاو برای خوراک داود و قومی که همراهش بودندآوردند، زیرا گفتند که قوم در بیابان گرسنه وخسته و تشنه می‌باشند. bible_en_fa Now Jonathan and Ahimaaz stayed by En-rogel; for they might not be seen to come into the city: and a wench went and told them; and they went and told king David. و عسل و کره و گوسفندان و پنیرگاو برای خوراک داود و قومی که همراهش بودندآوردند، زیرا گفتند که قوم در بیابان گرسنه وخسته و تشنه می‌باشند. bible_en_fa Nevertheless a lad saw them, and told Absalom: but they went both of them away quickly, and came to a man's house in Bahurim, which had a well in his court; whither they went down. و داود قومی را که همراهش بودند، سان دید، و سرداران هزاره و سرداران صده برایشان تعیین نمود. bible_en_fa And the woman took and spread a covering over the well's mouth, and spread ground corn thereon; and the thing was not known. و داود قوم را روانه نمود، ثلثی به‌دست یوآب و ثلثی به‌دست ابیشای ابن صرویه، برادر یوآب، و ثلثی به‌دست اتای جتی. و پادشاه به قوم گفت: «من نیز البته همراه شما می‌آیم.» bible_en_fa And when Absalom's servants came to the woman to the house, they said, Where is Ahimaaz and Jonathan? And the woman said unto them, They be gone over the brook of water. And when they had sought and could not find them, they returned to Jerusalem. اما قوم گفتند: «تو همراه مانخواهی آمد زیرا اگر ما فرار کنیم درباره ما فکرنخواهند کرد و اگر نصف ما بمیریم برای ما فکرنخواهند کرد و حال تو مثل ده هزار نفر ما هستی، پس الان بهتر این است که ما را از شهر امداد کنی.» bible_en_fa And it came to pass, after they were departed, that they came up out of the well, and went and told king David, and said unto David, Arise, and pass quickly over the water: for thus hath Ahithophel counselled against you. پادشاه به ایشان گفت: «آنچه در نظر شما پسند آید، خواهم کرد.» و پادشاه به‌جانب دروازه ایستاده بود، و تمامی قوم با صده‌ها و هزاره هابیرون رفتند. bible_en_fa Then David arose, and all the people that were with him, and they passed over Jordan: by the morning light there lacked not one of them that was not gone over Jordan. و پادشاه یوآب و ابیشای و اتای راامر فرموده، گفت: «به‌خاطر من بر ابشالوم جوان به رفق رفتار نمایید. و چون پادشاه جمیع سرداران را درباره ابشالوم فرمان داد، تمامی قوم شنیدند. bible_en_fa And when Ahithophel saw that his counsel was not followed, he saddled his ass, and arose, and gat him home to his house, to his city, and put his household in order, and hanged himself, and died, and was buried in the sepulchre of his father. پس قوم به مقابله اسرائیل به صحرا بیرون رفتند و جنگ در جنگل افرایم بود. bible_en_fa Then David came to Mahanaim. And Absalom passed over Jordan, he and all the men of Israel with him. و قوم اسرائیل در آنجا از حضور بندگان داود شکست یافتند، و در آن روز کشتار عظیمی در آنجا شد وبیست هزار نفر کشته شدند. bible_en_fa And Absalom made Amasa captain of the host instead of Joab: which Amasa was a man's son, whose name was Ithra an Israelite, that went in to Abigail the daughter of Nahash, sister to Zeruiah Joab's mother. و جنگ در آنجا برروی تمامی زمین منتشر شد و در آن روز آنانی که از جنگل هلاک گشتند، بیشتر بودند از آنانی که به شمشیر کشته شدند. bible_en_fa So Israel and Absalom pitched in the land of Gilead. و ابشالوم به بندگان داود برخورد و ابشالوم بر قاطر سوار بود و قاطر زیر شاخه های پیچیده شده بلوط بزرگی درآمد، و سر او در میان بلوطگرفتار شد، به طوری که در میان آسمان و زمین آویزان گشت و قاطری که زیرش بود، بگذشت. bible_en_fa And it came to pass, when David was come to Mahanaim, that Shobi the son of Nahash of Rabbah of the children of Ammon, and Machir the son of Ammiel of Lo-debar, and Barzillai the Gileadite of Rogelim, و شخصی آن را دیده، به یوآب خبر رسانید وگفت: «اینک ابشالوم را دیدم که در میان درخت بلوط آویزان است.» bible_en_fa Brought beds, and basons, and earthen vessels, and wheat, and barley, and flour, and parched corn, and beans, and lentiles, and parched pulse, و یوآب به آن شخصی که او را خبر داد، گفت: «هان تو دیده‌ای، پس چرا اورا در آنجا به زمین نزدی؟ و من ده مثقال نقره وکمربندی به تو می‌دادم.» bible_en_fa And honey, and butter, and sheep, and cheese of kine, for David, and for the people that were with him, to eat: for they said, The people is hungry, and weary, and thirsty, in the wilderness. آن شخص به یوآب گفت: «اگر هزار مثقال نقره به‌دست من می‌رسیددست خود را بر پسر پادشاه دراز نمی کردم، زیراکه پادشاه تو را و ابیشای و اتای را به سمع ما امرفرموده، گفت: «زنهار هر یکی از شما درباره ابشالوم جوان باحذر باشید. bible_en_fa And David numbered the people that were with him, and set captains of thousands and captains of hundreds over them. والا بر جان خودظلم می‌کردم چونکه هیچ امری از پادشاه مخفی نمی ماند، و خودت به ضد من بر می‌خاستی.» bible_en_fa And David sent forth a third part of the people under the hand of Joab, and a third part under the hand of Abishai the son of Zeruiah, Joab's brother, and a third part under the hand of Ittai the Gittite. And the king said unto the people, I will surely go forth with you myself also. آنگاه یوآب گفت: «نمی توانم با تو به اینطورتاخیر نمایم.» پس سه تیر به‌دست خود گرفته، آنها را به دل ابشالوم زد حینی که او هنوز در میان بلوط زنده بود. bible_en_fa But the people answered, Thou shalt not go forth: for if we flee away, they will not care for us; neither if half of us die, will they care for us: but now thou art worth ten thousand of us: therefore now it is better that thou succour us out of the city. و ده جوان که سلاحداران یوآب بودند دور ابشالوم را گرفته، او را زدند وکشتند. bible_en_fa And the king said unto them, What seemeth you best I will do. And the king stood by the gate side, and all the people came out by hundreds and by thousands. و چون یوآب کرنا را نواخت، قوم از تعاقب نمودن اسرائیل برگشتند، زیرا که یوآب قوم رامنع نمود. bible_en_fa And the king commanded Joab and Abishai and Ittai, saying, Deal gently for my sake with the young man, even with Absalom. And all the people heard when the king gave all the captains charge concerning Absalom. و ابشالوم را گرفته، او را در حفره بزرگ که در جنگل بود، انداختند، و بر او توده بسیار بزرگ از سنگها افراشتند، و جمیع اسرائیل هر یک به خیمه خود فرار کردند. bible_en_fa So the people went out into the field against Israel: and the battle was in the wood of Ephraim; اما ابشالوم در حین حیات خود بنایی را که در وادی ملک است برای خود برپا کرد، زیرا گفت پسری ندارم که از او اسم من مذکور بماند، و آن بنا را به اسم خود مسمی ساخت. پس تا امروز ید ابشالوم خوانده می‌شود. bible_en_fa Where the people of Israel were slain before the servants of David, and there was there a great slaughter that day of twenty thousand men. و اخیمعص بن صادوق گفت: «حال بروم ومژده به پادشاه برسانم که خداوند انتقام او را ازدشمنانش کشیده است.» bible_en_fa For the battle was there scattered over the face of all the country: and the wood devoured more people that day than the sword devoured. یوآب او را گفت: «توامروز صاحب بشارت نیستی، اما روز دیگربشارت خواهی برد و امروز مژده نخواهی دادچونکه پسر پادشاه مرده است.» bible_en_fa And Absalom met the servants of David. And Absalom rode upon a mule, and the mule went under the thick boughs of a great oak, and his head caught hold of the oak, and he was taken up between the heaven and the earth; and the mule that was under him went away. و یوآب به کوشی گفت: «برو و از آنچه دیده‌ای به پادشاه خبر برسان.» و کوشی یوآب را تعظیم نموده، دوید. bible_en_fa And a certain man saw it, and told Joab, and said, Behold, I saw Absalom hanged in an oak. و اخیمعص بن صادوق، بار دیگر به یوآب گفت: «هرچه بشود، ملتمس اینکه من نیزدر عقب کوشی بدوم.» یوآب گفت: «ای پسرم چرا باید بدوی چونکه بشارت نداری که ببری؟» bible_en_fa And Joab said unto the man that told him, And, behold, thou sawest him, and why didst thou not smite him there to the ground? and I would have given thee ten shekels of silver, and a girdle. گفت: «هرچه بشود، بدوم.» او وی را گفت: «بدو.» پس اخیمعص به راه وادی دویده، ازکوشی سبقت جست. bible_en_fa And the man said unto Joab, Though I should receive a thousand shekels of silver in mine hand, yet would I not put forth mine hand against the king's son: for in our hearing the king charged thee and Abishai and Ittai, saying, Beware that none touch the young man Absalom. و داود در میان دو دروازه نشسته بود ودیده بان بر پشت بام دروازه به حصار برآمد وچشمان خود را بلند کرده، مردی را دید که اینک به تنهایی می‌دود. bible_en_fa Otherwise I should have wrought falsehood against mine own life: for there is no matter hid from the king, and thou thyself wouldest have set thyself against me. و دیده بان آواز کرده، پادشاه را خبر داد و پادشاه گفت: «اگر تنهاست بشارت می‌آورد.» و او می‌آمد و نزدیک می‌شد. bible_en_fa Then said Joab, I may not tarry thus with thee. And he took three darts in his hand, and thrust them through the heart of Absalom, while he was yet alive in the midst of the oak. ودیده بان، شخص دیگر را دید که می‌دود ودیده بان به دربان آواز داده، گفت: «شخصی به تنهایی می‌دود.» و پادشاه گفت: «او نیز بشارت می‌آورد.» bible_en_fa And ten young men that bare Joab's armour compassed about and smote Absalom, and slew him. و دیده بان گفت: «دویدن اولی رامی بینم که مثل دویدن اخیمعص بن صادوق است.» پادشاه گفت: «او مرد خوبی است و خبرخوب می‌آورد.» bible_en_fa And Joab blew the trumpet, and the people returned from pursuing after Israel: for Joab held back the people. و اخیمعص ندا کرده، به پادشاه گفت: «سلامتی است.» و پیش پادشاه رو به زمین افتاده، گفت: «یهوه خدای تو متبارک باد که مردمانی که دست خود را بر آقایم پادشاه بلند کرده بودند، تسلیم کرده است.» bible_en_fa And they took Absalom, and cast him into a great pit in the wood, and laid a very great heap of stones upon him: and all Israel fled every one to his tent. پادشاه گفت: «آیا ابشالوم جوان به سلامت است؟ و اخیمعص در جواب گفت: «چون یوآب، بنده پادشاه و بنده تو رافرستاد، هنگامه عظیمی دیدم که ندانستم که چه بود.» bible_en_fa Now Absalom in his lifetime had taken and reared up for himself a pillar, which is in the king's dale: for he said, I have no son to keep my name in remembrance: and he called the pillar after his own name: and it is called unto this day, Absalom's place. و پادشاه گفت: «بگرد و اینجا بایست.» واو به آن طرف شده، بایستاد. bible_en_fa Then said Ahimaaz the son of Zadok, Let me now run, and bear the king tidings, how that the LORD hath avenged him of his enemies. و اینک کوشی رسید و کوشی گفت: «برای آقایم، پادشاه، بشارت است، زیرا خداوند امروزانتقام تو را از هر‌که با تو مقاومت می‌نمود، کشیده است.» bible_en_fa And Joab said unto him, Thou shalt not bear tidings this day, but thou shalt bear tidings another day: but this day thou shalt bear no tidings, because the king's son is dead. و پادشاه به کوشی گفت: «آیا ابشالوم جوان به سلامت است؟» کوشی گفت: «دشمنان آقایم، پادشاه، و هر‌که برای ضرر تو برخیزد، مثل آن جوان باشد.»پس پادشاه، بسیار مضطرب شده، به بالاخانه دروازه برآمد و می‌گریست و چون می‌رفت، چنین می‌گفت: «ای پسرم ابشالوم! ای پسرم! پسرم ابشالوم! کاش که به‌جای تومی مردم، ای ابشالوم پسرم‌ای پسر من!» bible_en_fa Then said Joab to Cushi, Go tell the king what thou hast seen. And Cushi bowed himself unto Joab, and ran. پس پادشاه، بسیار مضطرب شده، به بالاخانه دروازه برآمد و می‌گریست و چون می‌رفت، چنین می‌گفت: «ای پسرم ابشالوم! ای پسرم! پسرم ابشالوم! کاش که به‌جای تومی مردم، ای ابشالوم پسرم‌ای پسر من!» bible_en_fa Then said Ahimaaz the son of Zadok yet again to Joab, But howsoever, let me, I pray thee, also run after Cushi. And Joab said, Wherefore wilt thou run, my son, seeing that thou hast no tidings ready? و به یوآب خبر دادند که اینک پادشاه گریه می‌کند و برای ابشالوم ماتم گرفته است. bible_en_fa But howsoever, said he, let me run. And he said unto him, Run. Then Ahimaaz ran by the way of the plain, and overran Cushi. و در آن روز برای تمامی قوم ظفر به ماتم مبدل گشت، زیرا قوم در آن روز شنیدند که پادشاه برای پسرش غمگین است. bible_en_fa And David sat between the two gates: and the watchman went up to the roof over the gate unto the wall, and lifted up his eyes, and looked, and behold a man running alone. و قوم در آن روز دزدانه به شهر داخل شدند، مثل کسانی که ازجنگ فرار کرده، از روی خجالت دزدانه می‌آیند. bible_en_fa And the watchman cried, and told the king. And the king said, If he be alone, there is tidings in his mouth. And he came apace, and drew near. و پادشاه روی خود را پوشانید و پادشاه به آوازبلند صدا زد که‌ای پسرم ابشالوم! ای ابشالوم! پسرم! ای پسر من! bible_en_fa And the watchman saw another man running: and the watchman called unto the porter, and said, Behold another man running alone. And the king said, He also bringeth tidings. پس یوآب نزد پادشاه به خانه درآمده، گفت: «امروز روی تمامی بندگان خود راشرمنده ساختی که جان تو و جان پسرانت ودخترانت و جان زنانت و جان متعه هایت را امروزنجات دادند. bible_en_fa And the watchman said, Me thinketh the running of the foremost is like the running of Ahimaaz the son of Zadok. And the king said, He is a good man, and cometh with good tidings. چونکه دشمنان خود را دوست داشتی و محبان خویش را بغض نمودی، زیرا که امروز ظاهر ساختی که سرداران و خادمان نزد توهیچند و امروز فهمیدم که اگر ابشالوم زنده می‌ماند و جمیع ما امروز می‌مردیم آنگاه در نظرتو پسند می‌آمد. bible_en_fa And Ahimaaz called, and said unto the king, All is well. And he fell down to the earth upon his face before the king, and said, Blessed be the LORD thy God, which hath delivered up the men that lifted up their hand against my lord the king. و الان برخاسته، بیرون بیا و به بندگان خود سخنان دل آویز بگو، زیرا به خداوندقسم می‌خورم که اگر بیرون نیایی، امشب برای توکسی نخواهد ماند، و این بلا برای تو بدتر خواهدبود از همه بلایایی که از طفولیتت تا این وقت به تو رسیده است.» bible_en_fa And the king said, Is the young man Absalom safe? And Ahimaaz answered, When Joab sent the king's servant, and me thy servant, I saw a great tumult, but I knew not what it was. پس پادشاه برخاست و نزددروازه بنشست و تمامی قوم را خبر داده، گفتند که «اینک پادشاه نزد دروازه نشسته است.» وتمامی قوم به حضور پادشاه آمدند. bible_en_fa And the king said unto him, Turn aside, and stand here. And he turned aside, and stood still. و جمیع قوم در تمامی اسباط اسرائیل منازعه کرده، می‌گفتند که «پادشاه ما را از دست دشمنان ما رهانیده است، و اوست که ما را ازدست فلسطینیان رهایی داده، و حال به‌سبب ابشالوم از زمین فرار کرده است. bible_en_fa And, behold, Cushi came; and Cushi said, Tidings, my lord the king: for the LORD hath avenged thee this day of all them that rose up against thee. و ابشالوم که او را برای خود مسح نموده بودیم، در جنگ مرده است. پس الان شما چرا در بازآوردن پادشاه تاخیر می‌نمایید؟» bible_en_fa And the king said unto Cushi, Is the young man Absalom safe? And Cushi answered, The enemies of my lord the king, and all that rise against thee to do thee hurt, be as that young man is. و داود پادشاه نزد صادوق و ابیاتار کهنه فرستاده، گفت: «به مشایخ یهودا بگویید: شماچرا در بازآوردن پادشاه به خانه‌اش، آخر همه هستید، و حال آنکه سخن جمیع اسرائیل نزدپادشاه به خانه‌اش رسیده است. bible_en_fa And the king was much moved, and went up to the chamber over the gate, and wept: and as he went, thus he said, O my son Absalom, my son, my son Absalom! would God I had died for thee, O Absalom, my son, my son! شما برادران من هستید و شما استخوانها و گوشت منید. پس چرا در بازآوردن پادشاه، آخر همه می‌باشید؟ bible_en_fa And it was told Joab, Behold, the king weepeth and mourneth for Absalom. و به عماسا بگویید: آیا تو استخوان و گوشت من نیستی؟ خدا به من مثل این بلکه زیاده از این به عمل آورد اگر تو در حضور من در همه اوقات به‌جای یوآب، سردار لشکر، نباشی.» bible_en_fa And the victory that day was turned into mourning unto all the people: for the people heard say that day how the king was grieved for his son. پس دل جمیع مردان یهودا را مثل یک شخص مایل گردانید که ایشان نزد پادشاه پیغام فرستادند که توو تمامی بندگانت برگردید. bible_en_fa And the people gat them by stealth that day into the city, as people being ashamed steal away when they flee in battle. پس پادشاه برگشته، به اردن رسید و یهودا به استقبال پادشاه به جلجال آمدند تا پادشاه را از اردن عبور دهند. bible_en_fa But the king covered his face, and the king cried with a loud voice, O my son Absalom, O Absalom, my son, my son! و شمعی بن جیرای بنیامینی که از بحوریم بود، تعجیل نموده، همراه مردان یهودا به استقبال داود پادشاه فرودآمد. bible_en_fa And Joab came into the house to the king, and said, Thou hast shamed this day the faces of all thy servants, which this day have saved thy life, and the lives of thy sons and of thy daughters, and the lives of thy wives, and the lives of thy concubines; و هزار نفر از بنیامینیان وصیبا، خادم خاندان شاول، با پانزده پسرش وبیست خادمش همراهش بودند، و ایشان پیش پادشاه از اردن عبور کردند. bible_en_fa In that thou lovest thine enemies, and hatest thy friends. For thou hast declared this day, that thou regardest neither princes nor servants: for this day I perceive, that if Absalom had lived, and all we had died this day, then it had pleased thee well. و معبر را عبوردادند تا خاندان پادشاه عبور کنند، و هر‌چه درنظرش پسند آید بجا آورند. bible_en_fa Now therefore arise, go forth, and speak comfortably unto thy servants: for I swear by the LORD, if thou go not forth, there will not tarry one with thee this night: and that will be worse unto thee than all the evil that befell thee from thy youth until now. و به پادشاه گفت: «آقایم گناهی بر من اسناد ندهد و خطایی را که بنده ات در روزی که آقایم پادشاه از اورشلیم بیرون می‌آمد ورزید بیاد نیاورد و پادشاه آن را به دل خود راه ندهد. bible_en_fa Then the king arose, and sat in the gate. And they told unto all the people, saying, Behold, the king doth sit in the gate. And all the people came before the king: for Israel had fled every man to his tent. زیرا که بنده تو می‌داند که گناه کرده‌ام و اینک امروز من از تمامی خاندان یوسف، اول آمده‌ام و به استقبال آقایم، پادشاه، فرود شده‌ام.» bible_en_fa And all the people were at strife throughout all the tribes of Israel, saying, The king saved us out of the hand of our enemies, and he delivered us out of the hand of the Philistines; and now he is fled out of the land for Absalom. و ابیشای ابن صرویه متوجه شده، گفت: «آیا شمعی به‌سبب اینکه مسیح خداوند را دشنام داده است، کشته نشود؟» bible_en_fa And Absalom, whom we anointed over us, is dead in battle. Now therefore why speak ye not a word of bringing the king back? اماداود گفت: «ای پسران صرویه مرا با شما چه‌کاراست که امروز دشمن من باشید و آیا امروز کسی در اسرائیل کشته شود و آیا نمی دانم که من امروزبر اسرائیل پادشاه هستم؟» bible_en_fa And king David sent to Zadok and to Abiathar the priests, saying, Speak unto the elders of Judah, saying, Why are ye the last to bring the king back to his house? seeing the speech of all Israel is come to the king, even to his house. پس پادشاه به شمعی گفت: «نخواهی مرد.» و پادشاه برای وی قسم خورد. bible_en_fa Ye are my brethren, ye are my bones and my flesh: wherefore then are ye the last to bring back the king? و مفیبوشت، پسر شاول، به استقبال پادشاه آمد و از روزی که پادشاه رفت تا روزی که به سلامتی برگشت نه پایهای خود را ساز داده، و نه ریش خویش را طراز نموده، و نه جامه خود راشسته بود. bible_en_fa And say ye to Amasa, Art thou not of my bone, and of my flesh? God do so to me, and more also, if thou be not captain of the host before me continually in the room of Joab. و چون برای ملاقات پادشاه به اورشلیم رسید، پادشاه وی را گفت: «ای مفیبوشت چرا با من نیامدی؟» bible_en_fa And he bowed the heart of all the men of Judah, even as the heart of one man; so that they sent this word unto the king, Return thou, and all thy servants. او عرض کرد: «ای آقایم پادشاه، خادم من مرا فریب داد زیرابنده ات گفت که الاغ خود را خواهم آراست تا برآن سوار شده، نزد پادشاه بروم، چونکه بنده تولنگ است. bible_en_fa So the king returned, and came to Jordan. And Judah came to Gilgal, to go to meet the king, to conduct the king over Jordan. و او بنده تو را نزد آقایم، پادشاه، متهم کرده است، لیکن آقایم، پادشاه، مثل فرشته خداست، پس هر‌چه در نظرت پسند آید، به عمل آور. bible_en_fa And Shimei the son of Gera, a Benjamite, which was of Bahurim, hasted and came down with the men of Judah to meet king David. زیرا تمامی خاندان پدرم به حضورت آقایم، پادشاه، مثل مردمان مرده بودند، و بنده خود را در میان خورندگان سفره ات ممتازگردانیدی، پس من دیگر‌چه حق دارم که باز نزدپادشاه فریاد نمایم.» bible_en_fa And there were a thousand men of Benjamin with him, and Ziba the servant of the house of Saul, and his fifteen sons and his twenty servants with him; and they went over Jordan before the king. پادشاه وی را گفت: «چرادیگر از کارهای خود سخن می‌گویی؟ گفتم که توو صیبا، زمین را تقسیم نمایید.» bible_en_fa And there went over a ferry boat to carry over the king's household, and to do what he thought good. And Shimei the son of Gera fell down before the king, as he was come over Jordan; مفیبوشت به پادشاه عرض کرد: «نی، بلکه او همه را بگیردچونکه آقایم، پادشاه، به خانه خود به سلامتی برگشته است.» bible_en_fa And said unto the king, Let not my lord impute iniquity unto me, neither do thou remember that which thy servant did perversely the day that my lord the king went out of Jerusalem, that the king should take it to his heart. و برزلائی جلعادی از روجلیم فرود آمد وبا پادشاه از اردن عبور کرد تا او را به آن طرف اردن مشایعت نماید. bible_en_fa For thy servant doth know that I have sinned: therefore, behold, I am come the first this day of all the house of Joseph to go down to meet my lord the king. و برزلای مرد بسیار پیر هشتادساله بود، و هنگامی که پادشاه در محنایم توقف می‌نمود او را پرورش می‌داد زیرا مردی بسیاربزرگ بود. bible_en_fa But Abishai the son of Zeruiah answered and said, Shall not Shimei be put to death for this, because he cursed the LORD's anointed? و پادشاه به برزلای گفت: «تو همراه من بیا و تو را در اورشلیم پرورش خواهم داد.» bible_en_fa And David said, What have I to do with you, ye sons of Zeruiah, that ye should this day be adversaries unto me? shall there any man be put to death this day in Israel? for do not I know that I am this day king over Israel? برزلای به پادشاه عرض کرد: «ایام سالهای زندگی من چند است که با پادشاه به اورشلیم بیایم؟ bible_en_fa Therefore the king said unto Shimei, Thou shalt not die. And the king sware unto him. من امروز هشتاد ساله هستم و آیامی توانم در میان نیک و بد تمیز بدهم و آیا بنده توطعم آنچه را که می‌خورم و می‌نوشم، توانم دریافت؟ یا دیگر آواز مغنیان و مغنیات را توانم شنید؟ پس چرا بنده ات دیگر برای آقایم پادشاه بار باشد؟ bible_en_fa And Mephibosheth the son of Saul came down to meet the king, and had neither dressed his feet, nor trimmed his beard, nor washed his clothes, from the day the king departed until the day he came again in peace. لهذا بنده تو همراه پادشاه اندکی ازاردن عبور خواهد نمود و چرا پادشاه مرا چنین مکافات بدهد. bible_en_fa And it came to pass, when he was come to Jerusalem to meet the king, that the king said unto him, Wherefore wentest not thou with me, Mephibosheth? بگذار که بنده ات برگردد تا درشهر خود نزد قبر پدر و مادر خویش بمیرم، واینک بنده تو، کمهام، همراه آقایم پادشاه برود وآنچه در نظرت پسند آید با او به عمل آور.» bible_en_fa And he answered, My lord, O king, my servant deceived me: for thy servant said, I will saddle me an ass, that I may ride thereon, and go to the king; because thy servant is lame. پادشاه گفت: «کمهام همراه من خواهد آمدو آنچه در نظر تو پسند آید، با وی به عمل خواهم آورد و هر‌چه از من خواهش کنی برای تو به انجام خواهم رسانید.» bible_en_fa And he hath slandered thy servant unto my lord the king; but my lord the king is as an angel of God: do therefore what is good in thine eyes. پس تمامی قوم از اردن عبور کردند و چون پادشاه عبور کرد، پادشاه برزلائی را بوسید و وی را برکت داد و او به مکان خود برگشت. bible_en_fa For all of my father's house were but dead men before my lord the king: yet didst thou set thy servant among them that did eat at thine own table. What right therefore have I yet to cry any more unto the king? و پادشاه به جلجال رفت وکمهام همراهش آمد و تمامی قوم یهودا و نصف قوم اسرائیل نیز پادشاه را عبور دادند. bible_en_fa And the king said unto him, Why speakest thou any more of thy matters? I have said, Thou and Ziba divide the land. و اینک جمیع مردان اسرائیل نزد پادشاه آمدند و به پادشاه گفتند: «چرا برادران ما، یعنی مردان یهودا، تو را دزدیدند و پادشاه و خاندانش را و جمیع کسان داود را همراهش از اردن عبوردادند؟» bible_en_fa And Mephibosheth said unto the king, Yea, let him take all, forasmuch as my lord the king is come again in peace unto his own house. و جمیع مردان یهودا به مردان اسرائیل جواب دادند: «از این سبب که پادشاه ازخویشان ماست، پس چرا از این امر حسدمی برید؟ آیا چیزی از پادشاه خورده‌ایم یا انعامی به ما داده است؟»و مردان اسرائیل در جواب مردان یهودا گفتند: «ما را در پادشاه ده حصه است و حق ما در داود از شما بیشتر است. پس چرا ما راحقیر شمردید؟ و آیا ما برای بازآوردن پادشاه خود، اول سخن نگفتیم؟» اما گفتگوی مردان یهودا از گفتگوی مردان اسرائیل سختتر بود. bible_en_fa And Barzillai the Gileadite came down from Rogelim, and went over Jordan with the king, to conduct him over Jordan. و مردان اسرائیل در جواب مردان یهودا گفتند: «ما را در پادشاه ده حصه است و حق ما در داود از شما بیشتر است. پس چرا ما راحقیر شمردید؟ و آیا ما برای بازآوردن پادشاه خود، اول سخن نگفتیم؟» اما گفتگوی مردان یهودا از گفتگوی مردان اسرائیل سختتر بود. bible_en_fa Now Barzillai was a very aged man, even fourscore years old: and he had provided the king of sustenance while he lay at Mahanaim; for he was a very great man. و اتفاق مرد بلیعال، مسمی به شبع بن بکری بنیامینی در آنجا بود و کرنا رانواخته، گفت که «ما را در داود حصه‌ای نیست، وبرای ما در پسر یسا نصیبی نی، ای اسرائیل! هرکس به خیمه خود برود.» bible_en_fa And the king said unto Barzillai, Come thou over with me, and I will feed thee with me in Jerusalem. و تمامی مردان اسرائیل از متابعت داود به متابعت شبع ابن بکری برگشتند، اما مردان یهودا از اردن تا اورشلیم، پادشاه را ملازمت نمودند. bible_en_fa And Barzillai said unto the king, How long have I to live, that I should go up with the king unto Jerusalem? و داود به خانه خود در اورشلیم آمد، وپادشاه ده زن متعه را که برای نگاهبانی خانه خودگذاشته بود، گرفت و ایشان را در خانه محروس نگاه داشته، پرورش داد، اما نزد ایشان داخل نشدو ایشان تا روز مردن در حالت بیوگی محبوس بودند. bible_en_fa I am this day fourscore years old: and can I discern between good and evil? can thy servant taste what I eat or what I drink? can I hear any more the voice of singing men and singing women? wherefore then should thy servant be yet a burden unto my lord the king? و پادشاه به عماسا گفت: «مردان یهودا را درسه روز نزد من جمع کن و تو در اینجا حاضر شو.» bible_en_fa Thy servant will go a little way over Jordan with the king: and why should the king recompense it me with such a reward? پس عماسا رفت تا یهودا را جمع کند، اما اززمانی که برایش تعیین نموده بود تاخیر کرد. bible_en_fa Let thy servant, I pray thee, turn back again, that I may die in mine own city, and be buried by the grave of my father and of my mother. But behold thy servant Chimham; let him go over with my lord the king; and do to him what shall seem good unto thee. وداود به ابیشای گفت: «الان شبع بن بکری بیشتر ازابشالوم به ما ضرر خواهد رسانید؛ پس بندگان آقایت را برداشته، او را تعاقب نما مبادا شهرهای حصاردار برای خود پیدا کند و از نظر ما رهایی یابد.» bible_en_fa And the king answered, Chimham shall go over with me, and I will do to him that which shall seem good unto thee: and whatsoever thou shalt require of me, that will I do for thee. و کسان یوآب و کریتیان و فلیتیان و جمیع شجاعان از عقب او بیرون رفتند، و به جهت تعاقب نمودن شبع بن بکری از اورشلیم روانه شدند. bible_en_fa And all the people went over Jordan. And when the king was come over, the king kissed Barzillai, and blessed him; and he returned unto his own place. و چون ایشان نزد سنگ بزرگی که درجبعون است رسیدند، عماسا به استقبال ایشان آمد. و یوآب ردای جنگی دربرداشت و بر آن بندشمشیری که در غلافش بود، بر کمرش بسته، و چون می‌رفت شمشیر از غلاف افتاد. bible_en_fa Then the king went on to Gilgal, and Chimham went on with him: and all the people of Judah conducted the king, and also half the people of Israel. و یوآب به عماسا گفت: «ای برادرم آیا به سلامت هستی؟» ویوآب ریش عماسا را به‌دست راست خود گرفت تا او را ببوسد. bible_en_fa And, behold, all the men of Israel came to the king, and said unto the king, Why have our brethren the men of Judah stolen thee away, and have brought the king, and his household, and all David's men with him, over Jordan? و عماسا به شمشیری که دردست یوآب بود، اعتنا ننمود. پس او آن را به شکمش فرو برد که احشایش به زمین ریخت و اورا دوباره نزد و مرد. bible_en_fa And all the men of Judah answered the men of Israel, Because the king is near of kin to us: wherefore then be ye angry for this matter? have we eaten at all of the king's cost? or hath he given us any gift? و یکی از خادمان یوآب نزدوی ایستاده، گفت: «هرکه یوآب را می‌خواهد وهرکه به طرف داود است، در عقب یوآب بیاید.» bible_en_fa And the men of Israel answered the men of Judah, and said, We have ten parts in the king, and we have also more right in David than ye: why then did ye despise us, that our advice should not be first had in bringing back our king? And the words of the men of Judah were fiercer than the words of the men of Israel. و عماسا در میان راه در خونش می‌غلطید، وچون آن شخص دید که تمامی قوم می‌ایستند، عماسا را از میان راه در صحرا کشید و لباسی بر اوانداخت زیرا دید که هر‌که نزدش می‌آید، می‌ایستد. bible_en_fa And there happened to be there a man of Belial, whose name was Sheba, the son of Bichri, a Benjamite: and he blew a trumpet, and said, We have no part in David, neither have we inheritance in the son of Jesse: every man to his tents, O Israel. پس چون از میان راه برداشته شد، جمیع مردان در عقب یوآب رفتند تا شبع بن بکری را تعاقب نمایند. bible_en_fa So every man of Israel went up from after David, and followed Sheba the son of Bichri: but the men of Judah clave unto their king, from Jordan even to Jerusalem. و او از جمیع اسباط اسرائیل تا آبل و تا بیت معکه و تمامی بیریان عبور کرد، و ایشان نیز جمع شده، او را متابعت کردند. bible_en_fa And David came to his house at Jerusalem; and the king took the ten women his concubines, whom he had left to keep the house, and put them in ward, and fed them, but went not in unto them. So they were shut up unto the day of their death, living in widowhood. و ایشان آمده، او رادر آبل بیت معکه محاصره نمودند و پشته‌ای دربرابر شهر ساختند که در برابر حصار برپا شد، وتمامی قوم که با یوآب بودند، حصار را می‌زدند تاآن را منهدم سازند. bible_en_fa Then said the king to Amasa, Assemble me the men of Judah within three days, and be thou here present. و زنی حکیم از شهر صدادرداد که بشنوید: «به یوآب بگویید: اینجا نزدیک بیا تا با تو سخن گویم.» bible_en_fa So Amasa went to assemble the men of Judah: but he tarried longer than the set time which he had appointed him. و چون نزدیک وی شد، زن گفت که «آیا تو یوآب هستی؟» او گفت: «من هستم.» وی را گفت: «سخنان کنیز خود را بشنو.» او گفت: «می‌شنوم.» bible_en_fa And David said to Abishai, Now shall Sheba the son of Bichri do us more harm than did Absalom: take thou thy lord's servants, and pursue after him, lest he get him fenced cities, and escape us. پس زن متکلم شده، گفت: «در زمان قدیم چنین می‌گفتند که هرآینه درآبل می‌باید مشورت بجویند و همچنین هر امری را ختم می‌کردند. bible_en_fa And there went out after him Joab's men, and the Cherethites, and the Pelethites, and all the mighty men: and they went out of Jerusalem, to pursue after Sheba the son of Bichri. من در اسرائیل سالم و امین هستم و تو می‌خواهی شهری و مادری را دراسرائیل خراب کنی، چرا نصیب خداوند را بالکل هلاک می‌کنی؟» bible_en_fa When they were at the great stone which is in Gibeon, Amasa went before them. And Joab's garment that he had put on was girded unto him, and upon it a girdle with a sword fastened upon his loins in the sheath thereof; and as he went forth it fell out. پس یوآب در جواب گفت: «حاشا از من حاشا از من! که هلاک یا خراب نمایم. bible_en_fa And Joab said to Amasa, Art thou in health, my brother? And Joab took Amasa by the beard with the right hand to kiss him. کار چنین نیست بلکه شخصی مسمی به شبع بن بکری از کوهستان افرایم دست خود را برداود پادشاه بلند کرده است. او را تنها بسپارید واز نزد شهر خواهم رفت.» زن در جواب یوآب گفت: «اینک سر او را از روی حصار نزد توخواهند انداخت.» bible_en_fa But Amasa took no heed to the sword that was in Joab's hand: so he smote him therewith in the fifth rib, and shed out his bowels to the ground, and struck him not again; and he died. So Joab and Abishai his brother pursued after Sheba the son of Bichri. پس آن زن به حکمت خودنزد تمامی قوم رفت و ایشان سر شبع بن بکری رااز تن جدا کرده، نزد یوآب انداختند و او کرنا رانواخته، ایشان از نزد شهر، هر کس به خیمه خودمتفرق شدند. و یوآب به اورشلیم نزد پادشاه برگشت. bible_en_fa And one of Joab's men stood by him, and said, He that favoureth Joab, and he that is for David, let him go after Joab. و یوآب، سردار تمامی لشکر اسرائیل بود، و بنایاهو ابن یهویاداع سردار کریتیان و فلیتیان بود. bible_en_fa And Amasa wallowed in blood in the midst of the highway. And when the man saw that all the people stood still, he removed Amasa out of the highway into the field, and cast a cloth upon him, when he saw that every one that came by him stood still. و ادورام سردار باجگیران و یهوشافاط بن اخیلود وقایع نگار، bible_en_fa When he was removed out of the highway, all the people went on after Joab, to pursue after Sheba the son of Bichri. و شیوا کاتب و صادوق وابیاتار، کاهن بودند،و عیرای یائیری نیز کاهن داود بود. bible_en_fa And he went through all the tribes of Israel unto Abel, and to Beth-maachah, and all the Berites: and they were gathered together, and went also after him. و عیرای یائیری نیز کاهن داود بود. bible_en_fa And they came and besieged him in Abel of Beth-maachah, and they cast up a bank against the city, and it stood in the trench: and all the people that were with Joab battered the wall, to throw it down. و در ایام داود، سه سال علی الاتصال قحطی شد، و داود به حضور خداوندسوال کرد و خداوند گفت: «به‌سبب شاول وخاندان خون ریز او شده است زیرا که جبعونیان را کشت.» bible_en_fa Then cried a wise woman out of the city, Hear, hear; say, I pray you, unto Joab, Come near hither, that I may speak with thee. و پادشاه جبعونیان را خوانده، به ایشان گفت (اما جبعونیان از بنی‌اسرائیل نبودندبلکه از بقیه اموریان، و بنی‌اسرائیل برای ایشان قسم خورده بودند؛ لیکن شاول از غیرتی که برای اسرائیل و یهودا داشت، قصد قتل ایشان می‌نمود). bible_en_fa And when he was come near unto her, the woman said, Art thou Joab? And he answered, I am he. Then she said unto him, Hear the words of thine handmaid. And he answered, I do hear. و داود به جبعونیان گفت: «برای شماچه بکنم و با چه چیز کفاره نمایم تا نصیب خداوند را برکت دهید.» bible_en_fa Then she spake, saying, They were wont to speak in old time, saying, They shall surely ask counsel at Abel: and so they ended the matter. جبعونیان وی را گفتند: «از شاول و خاندانش، نقره و طلا نمی خواهیم ونه آنکه کسی در اسرائیل برای ما کشته شود.» اوگفت: «هر‌چه شما بگویید، برای شما خواهم کرد.» bible_en_fa I am one of them that are peaceable and faithful in Israel: thou seekest to destroy a city and a mother in Israel: why wilt thou swallow up the inheritance of the LORD? ایشان به پادشاه گفتند: «آن شخص که مارا تباه می‌ساخت و برای ما تدبیر می‌کرد که ما راهلاک سازد تا در هیچ کدام از حدود اسرائیل باقی نمانیم، bible_en_fa And Joab answered and said, Far be it, far be it from me, that I should swallow up or destroy. هفت نفر از پسران او به ما تسلیم شوند تاایشان را در حضور خداوند در جبعه شاول که برگزیده خداوند بود به دار کشیم.» پادشاه گفت: «ایشان را به شما تسلیم خواهم کرد.» bible_en_fa The matter is not so: but a man of mount Ephraim, Sheba the son of Bichri by name, hath lifted up his hand against the king, even against David: deliver him only, and I will depart from the city. And the woman said unto Joab, Behold, his head shall be thrown to thee over the wall. اما پادشاه، مفیبوشت بن یوناتان بن شاول رادریغ داشت، به‌سبب قسم خداوند که در میان ایشان، یعنی در میان داود و یوناتان بن شاول بود. bible_en_fa Then the woman went unto all the people in her wisdom. And they cut off the head of Sheba the son of Bichri, and cast it out to Joab. And he blew a trumpet, and they retired from the city, every man to his tent. And Joab returned to Jerusalem unto the king. و پادشاه ارمونی و مفیبوشت، دو پسر رصفه، دختر ایه که ایشان را برای شاول زاییده بود، وپنج پسر میکال، دختر شاول را که برای عدرئیل بن برزلای محولاتی زاییده بود، گرفت، bible_en_fa Now Joab was over all the host of Israel: and Benaiah the son of Jehoiada was over the Cherethites and over the Pelethites: و ایشان را به‌دست جبعونیان تسلیم نموده، آنها را در آن کوه به حضور خداوند به دار کشیدند و این هفت نفر با هم افتادند، و ایشان در ابتدای ایام حصاد دراول درویدن جو کشته شدند. bible_en_fa And Adoram was over the tribute: and Jehoshaphat the son of Ahilud was recorder: و رصفه، دختر ایه، پلاسی گرفته، آن رابرای خود از ابتدای درو تا باران از آسمان برایشان بارانیده شد، بر صخره‌ای گسترانید، ونگذاشت که پرندگان هوا در روز، یا بهایم صحرادر شب بر ایشان بیایند. bible_en_fa And Sheva was scribe: and Zadok and Abiathar were the priests: و داود را از آنچه رصفه، دختر ایه، متعه شاول کرده بود، خبردادند. bible_en_fa And Ira also the Jairite was a chief ruler about David. پس داود رفته، استخوانهای شاول واستخوانهای پسرش، یوناتان را از اهل یابیش جلعاد گرفت که ایشان آنها را از شارع عام بیت‌شان دزدیده بودند، جایی که فلسطینیان آنهارا آویخته بودند در روزی که فلسطینیان شاول رادر جلبوع کشته بودند. bible_en_fa Then there was a famine in the days of David three years, year after year; and David inquired of the LORD. And the LORD answered, It is for Saul, and for his bloody house, because he slew the Gibeonites. و استخوانهای شاول واستخوانهای پسرش، یوناتان را از آنجا آورد واستخوانهای آنانی را که بر دار بودند نیز، جمع کردند. bible_en_fa And the king called the Gibeonites, and said unto them; (now the Gibeonites were not of the children of Israel, but of the remnant of the Amorites; and the children of Israel had sworn unto them: and Saul sought to slay them in his zeal to the children of Israel and Judah.) و استخوانهای شاول و پسرش یوناتان را در صیلع، در زمین بنیامین، در قبر پدرش قیس، دفن کردند و هرچه پادشاه امر فرموده بود، بجاآوردند. و بعد از آن، خدا به جهت زمین اجابت فرمود. bible_en_fa Wherefore David said unto the Gibeonites, What shall I do for you? and wherewith shall I make the atonement, that ye may bless the inheritance of the LORD? و باز فلسطینیان با اسرائیل جنگ کردند وداود با بندگانش فرود آمده، با فلسطینیان مقاتله نمودند و داود وامانده شد. bible_en_fa And the Gibeonites said unto him, We will have no silver nor gold of Saul, nor of his house; neither for us shalt thou kill any man in Israel. And he said, What ye shall say, that will I do for you. و یشبی بنوب که ازاولاد رافا بود و وزن نیزه او سیصد مثقال برنج بودو شمشیری نو بر کمر داشت، قصد کشتن داودنمود. bible_en_fa And they answered the king, The man that consumed us, and that devised against us that we should be destroyed from remaining in any of the coasts of Israel, اما ابیشای ابن صرویه او را مدد کرده، آن فلسطینی را زد و کشت. آنگاه کسان داود قسم خورده، به وی گفتند: «بار دیگر همراه ما به جنگ نخواهی آمد مبادا چراغ اسرائیل را خاموش گردانی.» bible_en_fa Let seven men of his sons be delivered unto us, and we will hang them up unto the LORD in Gibeah of Saul, whom the LORD did choose. And the king said, I will give them. و بعد از آن نیز، جنگی با فلسطینیان درجوب واقع شد که در آن سبکای حوشاتی، صاف را که او نیز از اولاد رافا بود، کشت. bible_en_fa But the king spared Mephibosheth, the son of Jonathan the son of Saul, because of the LORD's oath that was between them, between David and Jonathan the son of Saul. و باز جنگ با فلسطینیان در جوب واقع شد و الحانان بن یعری ارجیم بیت لحمی، جلیات جتی را کشت که چوب نیزه‌اش مثل نورد جولاهکان بود. bible_en_fa But the king took the two sons of Rizpah the daughter of Aiah, whom she bare unto Saul, Armoni and Mephibosheth; and the five sons of Michal the daughter of Saul, whom she brought up for Adriel the son of Barzillai the Meholathite: ودیگر جنگی در جت واقع شد که در آنجا مردی بلند قد بود که دست و پای او هریک شش انگشت داشت که جمله آنها بیست و چهار باشد و او نیزبرای رافا زاییده شده بود. bible_en_fa And he delivered them into the hands of the Gibeonites, and they hanged them in the hill before the LORD: and they fell all seven together, and were put to death in the days of harvest, in the first days, in the beginning of barley harvest. و چون اسرائیل را به ننگ‌آورد، یوناتان بن شمعی، برادر داود، او راکشت.این چهار نفر برای رافا در جت زاییده شده بودند و به‌دست داود و به‌دست بندگانش افتادند. bible_en_fa And Rizpah the daughter of Aiah took sackcloth, and spread it for her upon the rock, from the beginning of harvest until water dropped upon them out of heaven, and suffered neither the birds of the air to rest on them by day, nor the beasts of the field by night. این چهار نفر برای رافا در جت زاییده شده بودند و به‌دست داود و به‌دست بندگانش افتادند. bible_en_fa And it was told David what Rizpah the daughter of Aiah, the concubine of Saul, had done. و داود در روزی که خداوند او را ازدست جمیع دشمنانش و از دست شاول رهایی داد، کلمات این سرود را برای خداوند انشا نمود. bible_en_fa And David went and took the bones of Saul and the bones of Jonathan his son from the men of Jabesh-gilead, which had stolen them from the street of Beth-shan, where the Philistines had hanged them, when the Philistines had slain Saul in Gilboa: و گفت: «خداوند صخره من و قلعه من و رهاننده من است. bible_en_fa And he brought up from thence the bones of Saul and the bones of Jonathan his son; and they gathered the bones of them that were hanged. خدای صخره من که بر او توکل خواهم نمود، سپر من و شاخ نجاتم، برج بلند و ملجای من، ای نجات‌دهنده من، مرا از ظلم خواهی رهانید. bible_en_fa And the bones of Saul and Jonathan his son buried they in the country of Benjamin in Zelah, in the sepulchre of Kish his father: and they performed all that the king commanded. And after that God was intreated for the land. خداوند را که سزاوار کل حمد است، خواهم خواند. پس از دشمنان خود خلاصی خواهم یافت. bible_en_fa Moreover the Philistines had yet war again with Israel; and David went down, and his servants with him, and fought against the Philistines: and David waxed faint. زیرا که موجهای موت مرا احاطه نموده، وسیلهای عصیان مرا ترسانیده بود. bible_en_fa And Ishbi-benob, which was of the sons of the giant, the weight of whose spear weighed three hundred shekels of brass in weight, he being girded with a new sword, thought to have slain David. رسنهای گور مرا احاطه نمودند. دامهای موت مرا دریافتند. bible_en_fa But Abishai the son of Zeruiah succoured him, and smote the Philistine, and killed him. Then the men of David sware unto him, saying, Thou shalt go no more out with us to battle, that thou quench not the light of Israel. در تنگی خود خداوند را خواندم. و نزد خدای خویش دعا نمودم. و او آواز مرا از هیکل خودشنید. و استغاثه من به گوش وی رسید. bible_en_fa And it came to pass after this, that there was again a battle with the Philistines at Gob: then Sibbechai the Hushathite slew Saph, which was of the sons of the giant. آنگاه زمین متزلزل و مرتعش گردید. واساسهای آسمان بلرزیدند. و از حدت خشم اومتحرک گردیدند. bible_en_fa And there was again a battle in Gob with the Philistines, where Elhanan the son of Jaare-oregim, a Bethlehemite, slew the brother of Goliath the Gittite, the staff of whose spear was like a weaver's beam. از بینی وی دود متصاعد شد. و از دهان او آتش سوزان درآمد و اخگرها از آن افروخته گردید. bible_en_fa And there was yet a battle in Gath, where was a man of great stature, that had on every hand six fingers, and on every foot six toes, four and twenty in number; and he also was born to the giant. و او آسمانها را خم کرده، نزول فرمود. وتاریکی غلیظ زیر پایهایش بود. bible_en_fa And when he defied Israel, Jonathan the son of Shimea the brother of David slew him. بر کروبین سوار شده، پرواز نمود. و بر بالهای باد نمایان گردید. bible_en_fa These four were born to the giant in Gath, and fell by the hand of David, and by the hand of his servants. ظلمت را به اطراف خود سایبانها ساخت. واجتماع آبها و ابرهای متراکم افلاک را. bible_en_fa And David spake unto the LORD the words of this song in the day that the LORD had delivered him out of the hand of all his enemies, and out of the hand of Saul: از درخشندگی‌ای که پیش روی وی بود، اخگرهای آتش افروخته گردید. bible_en_fa And he said, The LORD is my rock, and my fortress, and my deliverer; خداوند از آسمان رعد نمود. و حضرت اعلی آواز خویش را مسموع گردانید. bible_en_fa The God of my rock; in him will I trust: he is my shield, and the horn of my salvation, my high tower, and my refuge, my saviour; thou savest me from violence. تیرها فرستاده، ایشان را پراکنده ساخت. و برق را جهانیده، ایشان را سراسیمه گردانید. bible_en_fa I will call on the LORD, who is worthy to be praised: so shall I be saved from mine enemies. پس عمق های دریا ظاهر شد. و اساسهای ربع مسکون منکشف گردید. از توبیخ خداوند و ازنفخه باد بینی وی. bible_en_fa When the waves of death compassed me, the floods of ungodly men made me afraid; از اعلی علیین فرستاده، مرا گرفت. و از آبهای بسیار مرا بیرون کشید. bible_en_fa The sorrows of hell compassed me about; the snares of death prevented me; مرا از دشمنان زورآورم رهایی داد. و ازمبغضانم، چونکه از من قویتر بودند. bible_en_fa In my distress I called upon the LORD, and cried to my God: and he did hear my voice out of his temple, and my cry did enter into his ears. در روز شقاوت من، ایشان مرا دریافته بودند. لیکن خداوند تکیه گاه من بود. bible_en_fa Then the earth shook and trembled; the foundations of heaven moved and shook, because he was wroth. مرا به مکان وسیع بیرون آورد. و مرا خلاصی داد چونکه به من رغبت می‌داشت. bible_en_fa There went up a smoke out of his nostrils, and fire out of his mouth devoured: coals were kindled by it. پس خداوند مرا به حسب عدالتم جزا خواهدداد. و به حسب پاکیزگی دستم مرا مکافات خواهد رسانید. bible_en_fa He bowed the heavens also, and came down; and darkness was under his feet. زیرا که طریق های خداوند را حفظ نمودم. و ازخدای خویش عصیان نورزیدم. bible_en_fa And he rode upon a cherub, and did fly: and he was seen upon the wings of the wind. چونکه جمیع احکام او در مد نظر من است. واز فرایض او انحراف نورزیدم. bible_en_fa And he made darkness pavilions round about him, dark waters, and thick clouds of the skies. و به حضور او کامل شدم. و از عصیان ورزیدن، خویشتن را بازداشتم. bible_en_fa Through the brightness before him were coals of fire kindled. بنابراین خداوند مرا به حسب عدالتم جزا داد. و بر‌حسب صداقتی که در نظر وی داشتم. bible_en_fa The LORD thundered from heaven, and the most High uttered his voice. با شخص رحیم، خویشتن را رحیم خواهی نمود. و با مرد کامل با کاملیت رفتار خواهی کرد. bible_en_fa And he sent out arrows, and scattered them; lightning, and discomfited them. با شخص طاهر به طهارت عمل خواهی نمود. و با کج خلقان مخالفت خواهی کرد. bible_en_fa And the channels of the sea appeared, the foundations of the world were discovered, at the rebuking of the LORD, at the blast of the breath of his nostrils. و قوم مستمند را نجات خواهی داد. اماچشمان تو بر متکبران است تا ایشان را پست گردانی. bible_en_fa He sent from above, he took me; he drew me out of many waters; زیرا که تو‌ای خداوند، نور من هستی. وخداوند، تاریکی مرا به روشنایی مبدل خواهدساخت. bible_en_fa He delivered me from my strong enemy, and from them that hated me: for they were too strong for me. زیرا که به استعانت تو بر لشکری تاخت آوردم. و به مدد خدای خود بر حصارها جست وخیز نمودم. bible_en_fa They prevented me in the day of my calamity: but the LORD was my stay. و اما خدا، طریق وی کامل است؛ و کلام خداوند مصفا؛ و او برای جمیع متوکلانش سپرمی باشد. bible_en_fa He brought me forth also into a large place: he delivered me, because he delighted in me. زیرا کیست خدا غیر از یهوه؟ و کیست صخره غیر از خدای ما؟ bible_en_fa The LORD rewarded me according to my righteousness: according to the cleanness of my hands hath he recompensed me. خدا قلعه استوار من است. و طریق مرا کامل می سازد. bible_en_fa For I have kept the ways of the LORD, and have not wickedly departed from my God. و پایهایم را مثل پای غزال می‌گرداند، و مرا برمکانهای بلندم برپا می‌دارد. bible_en_fa For all his judgments were before me: and as for his statutes, I did not depart from them. دستهای مرا به جنگ تعلیم می‌دهد، و به بازوی خود کمان برنجین را می‌کشم. bible_en_fa I was also upright before him, and have kept myself from mine iniquity. و سپر نجات خود را به من خواهی داد، و لطف تو مرا بزرگ خواهد ساخت. bible_en_fa Therefore the LORD hath recompensed me according to my righteousness; according to my cleanness in his eye sight. قدمهای مرا در زیر من وسعت دادی که پایهایم نلغزید. bible_en_fa With the merciful thou wilt shew thyself merciful, and with the upright man thou wilt shew thyself upright. دشمنان خود را تعاقب نموده، ایشان را هلاک خواهم ساخت، و تا نابود نشوند بر نخواهم گشت. bible_en_fa With the pure thou wilt shew thyself pure; and with the froward thou wilt shew thyself unsavoury. ایشان را خراب کرده، خرد خواهم ساخت تادیگر برنخیزند، و زیر پایهایم خواهند افتاد. bible_en_fa And the afflicted people thou wilt save: but thine eyes are upon the haughty, that thou mayest bring them down. زیرا کمر مرا برای جنگ به قوت خواهی بست، و آنانی را که به ضد من برخیزند در زیر من خم خواهی ساخت. bible_en_fa For thou art my lamp, O LORD: and the LORD will lighten my darkness. و دشمنانم را پیش من منهزم خواهی کرد تاخصمان خود را منقطع سازم. bible_en_fa For by thee I have run through a troop: by my God have I leaped over a wall. فریاد برمی آورند، اما رهاننده‌ای نیست؛ و به سوی خداوند، لیکن ایشان را اجابت نخواهدکرد. bible_en_fa As for God, his way is perfect; the word of the LORD is tried: he is a buckler to all them that trust in him. پس ایشان را مثل غبار زمین نرم می‌کنم. و مثل گل کوچه‌ها کوبیده، پایمال می‌سازم. bible_en_fa For who is God, save the LORD? and who is a rock, save our God? و تو مرا از مخاصمات قوم من خواهی رهانید، و مرا برای سرداری امت‌ها حفظ خواهی کرد، وقومی را که نشناخته بودم، مرا بندگی خواهندنمود. bible_en_fa God is my strength and power: and he maketh my way perfect. غریبان نزد من تذلل خواهند کرد و به مجردشنیدن من، مرا اطاعت خواهند نمود. bible_en_fa He maketh my feet like hinds' feet: and setteth me upon my high places. غریبان پژمرده خواهند گردید و از مکان های مخفی خود با ترس بیرون خواهند آمد. bible_en_fa He teacheth my hands to war; so that a bow of steel is broken by mine arms. خداوند زنده است و صخره من متبارک وخدای صخره نجات من متعال باد. bible_en_fa Thou hast also given me the shield of thy salvation: and thy gentleness hath made me great. ‌ای خدایی که برای من انتقام می‌کشی و قومهارا زیر من پست می‌سازی. bible_en_fa Thou hast enlarged my steps under me; so that my feet did not slip. و مرا از دست دشمنانم بیرون می‌آوری و برمقاومت کنندگانم مرا بلند می‌گردانی. تو مرا ازمرد ظالم خلاصی خواهی داد. bible_en_fa I have pursued mine enemies, and destroyed them; and turned not again until I had consumed them. بنابراین‌ای خداوند، تو را در میان امت‌ها حمدخواهم گفت. و به نام تو ترنم خواهم نمود.نجات عظیمی برای پادشاه خود می‌نماید. وبرای مسیح خویش رحمت را پدید می‌آورد. به جهت داود و ذریت وی تا ابدالاباد.» bible_en_fa And I have consumed them, and wounded them, that they could not arise: yea, they are fallen under my feet. نجات عظیمی برای پادشاه خود می‌نماید. وبرای مسیح خویش رحمت را پدید می‌آورد. به جهت داود و ذریت وی تا ابدالاباد.» bible_en_fa For thou hast girded me with strength to battle: them that rose up against me hast thou subdued under me. و این است سخنان آخر داود: «وحی داود بن یسا. و وحی مردی که بر مقام بلند ممتاز گردید، مسیح خدای یعقوب، و مغنی شیرین اسرائیل. bible_en_fa Thou hast also given me the necks of mine enemies, that I might destroy them that hate me. روح خداوند به وسیله من متکلم شد و کلام او بر زبانم جاری گردید. bible_en_fa They looked, but there was none to save; even unto the LORD, but he answered them not. خدای اسرائیل متکلم شد و صخره اسرائیل مراگفت: آنکه بر مردمان حکمرانی کند، عادل باشدو با خدا ترسی سلطنت نماید. bible_en_fa Then did I beat them as small as the dust of the earth, I did stamp them as the mire of the street, and did spread them abroad. و او خواهد بودمثل روشنایی صبح، وقتی که آفتاب طلوع نماید، یعنی صبح بی‌ابر، هنگامی که علف سبز از زمین می‌روید، به‌سبب درخشندگی بعد از باران. bible_en_fa Thou also hast delivered me from the strivings of my people, thou hast kept me to be head of the heathen: a people which I knew not shall serve me. یقین خانه من با خدا چنین نیست. لیکن عهدجاودانی با من بسته است، که در همه‌چیز آراسته و مستحکم است. و تمامی نجات و تمامی مسرت من این است، هرچند آن را نمو نمی دهد. bible_en_fa Strangers shall submit themselves unto me: as soon as they hear, they shall be obedient unto me. لیکن جمیع مردان بلیعال مثل خارهایند که دورانداخته می‌شوند. چونکه آنها را به‌دست نتوان گرفت. bible_en_fa Strangers shall fade away, and they shall be afraid out of their close places. و کسی‌که ایشان را لمس نماید، می‌بایدبا آهن و نی نیزه مسلح شود. و ایشان در مسکن خود با آتش سوخته خواهند شد.» bible_en_fa The LORD liveth; and blessed be my rock; and exalted be the God of the rock of my salvation. و نامهای شجاعانی که داود داشت این است: یوشیب بشبت تحکمونی که سردار شالیشیم بودکه همان عدینو عصنی باشد که بر هشتصد نفرتاخت آورد و ایشان را در یک وقت کشت. bible_en_fa It is God that avengeth me, and that bringeth down the people under me, و بعد از او العازار بن دودو ابن اخوخی، یکی از آن سه مرد شجاع که با داود بودند، هنگامی که فلسطینیان را که در آنجا برای جنگ جمع شده، ومردان اسرائیل رفته بودند، به مقاتله طلبیدند. bible_en_fa And that bringeth me forth from mine enemies: thou also hast lifted me up on high above them that rose up against me: thou hast delivered me from the violent man. واما او برخاسته، با فلسطینیان جنگ کرد تا دستش خسته شد و دستش به شمشیر چسبید و خداونددر آن روز، ظفر عظیمی داد، و قوم در عقب اوفقط برای غارت کردن برگشتند. bible_en_fa Therefore I will give thanks unto thee, O LORD, among the heathen, and I will sing praises unto thy name. و بعد از او شمه بن آجی هراری بود وفلسطینیان، لشکری فراهم آوردند، در جایی که قطعه زمینی پر از عدس بود، و قوم از حضورفلسطینیان فرار می‌کردند. bible_en_fa He is the tower of salvation for his king: and sheweth mercy to his anointed, unto David, and to his seed for evermore. آنگاه او در میان آن قطعه زمین ایستاد و آن را نگاه داشته، فلسطینیان را شکست داد و خداوند ظفر عظیمی داد. bible_en_fa Now these be the last words of David. David the son of Jesse said, and the man who was raised up on high, the anointed of the God of Jacob, and the sweet psalmist of Israel, said, و سه نفر از آن سی سردار فرود شده، نزدداود در وقت حصاد به مغاره عدلام آمدند، ولشکر فلسطینیان در وادی رفائیم اردو زده بودند. bible_en_fa The Spirit of the LORD spake by me, and his word was in my tongue. و داود در آن وقت در ملاذ خویش بود و قراول فلسطینیان در بیت لحم. bible_en_fa The God of Israel said, the Rock of Israel spake to me, He that ruleth over men must be just, ruling in the fear of God. و داود خواهش نموده، گفت: «کاش کسی مرا از چاهی که نزددروازه بیت لحم است آب بنوشاند.» bible_en_fa And he shall be as the light of the morning, when the sun riseth, even a morning without clouds; as the tender grass springing out of the earth by clear shining after rain. پس آن سه مرد شجاع، لشکر فلسطینیان را از میان شکافته، آب را از چاهی که نزد دروازه بیت لحم است کشیده، برداشتند و آن را نزد داود آوردند، اما نخواست که آن را بنوشد و آن را به جهت خداوند ریخت. bible_en_fa Although my house be not so with God; yet he hath made with me an everlasting covenant, ordered in all things, and sure: for this is all my salvation, and all my desire, although he make it not to grow. و گفت: «ای خداوند حاشا ازمن که این کار را بکنم، مگر این خون آن کسان نیست که به خطر جان خود رفتند؟» از این جهت نخواست که بنوشد. کاری که این سه مرد کردند، این است. bible_en_fa But the sons of Belial shall be all of them as thorns thrust away, because they cannot be taken with hands: و ابیشای، برادر یوآب بن صرویه، سردارسه نفر بود و نیزه خود را بر سیصد نفر حرکت داده، ایشان را کشت و در میان آن سه نفر اسم یافت. bible_en_fa But the man that shall touch them must be fenced with iron and the staff of a spear; and they shall be utterly burned with fire in the same place. آیا از آن سه نفر مکرم تر نبود؟ پس سردار ایشان شد لیکن به سه نفر اول نرسید. bible_en_fa These be the names of the mighty men whom David had: The Tachmonite that sat in the seat, chief among the captains; the same was Adino the Eznite: he lift up his spear against eight hundred, whom he slew at one time. و بنایاهو ابن یهویاداع، پسر مردی شجاع قبصئیلی، که کارهای عظیم کرده بود، دو پسراریئیل موآبی را کشت و در روز برف به حفره‌ای فرود شده، شیری را بکشت. bible_en_fa And after him was Eleazar the son of Dodo the Ahohite, one of the three mighty men with David, when they defied the Philistines that were there gathered together to battle, and the men of Israel were gone away: و مرد خوش اندام مصری‌ای را کشت و آن مصری در دست خود نیزه‌ای داشت اما نزد وی با چوب دستی رفت و نیزه را از دست مصری ربود و وی را با نیزه خودش کشت. bible_en_fa He arose, and smote the Philistines until his hand was weary, and his hand clave unto the sword: and the LORD wrought a great victory that day; and the people returned after him only to spoil. و بنایاهو ابن یهویاداع این کارها را کرد و در میان آن سه مرد شجاع اسم یافت. bible_en_fa And after him was Shammah the son of Agee the Hararite. And the Philistines were gathered together into a troop, where was a piece of ground full of lentiles: and the people fled from the Philistines. و از آن سی نفر مکرمتر شد لیکن به آن سه نفر اول نرسید و داود او را بر اهل مشورت خود گماشت. bible_en_fa But he stood in the midst of the ground, and defended it, and slew the Philistines: and the LORD wrought a great victory. و عسائیل برادر یوآب یکی از آن سی نفربود و الحانان بن دودوی بیت لحمی، bible_en_fa And three of the thirty chief went down, and came to David in the harvest time unto the cave of Adullam: and the troop of the Philistines pitched in the valley of Rephaim. و شمه حرودی و الیقای حرودی، bible_en_fa And David was then in an hold, and the garrison of the Philistines was then in Bethlehem. و حالص فلطی و عیرا ابن عقیش تقوعی، bible_en_fa And David longed, and said, Oh that one would give me drink of the water of the well of Bethlehem, which is by the gate! و ابیعزر عناتوتی ومبونای حوشاتی، bible_en_fa And the three mighty men brake through the host of the Philistines, and drew water out of the well of Bethlehem, that was by the gate, and took it, and brought it to David: nevertheless he would not drink thereof, but poured it out unto the LORD. و صلمون اخوخی و مهرای نطوفاتی، bible_en_fa And he said, Be it far from me, O LORD, that I should do this: is not this the blood of the men that went in jeopardy of their lives? therefore he would not drink it. These things did these three mighty men. و حالب بن بعنه نطوفاتی و اتای بن ریبای از جبعه بنی بنیامین، bible_en_fa And Abishai, the brother of Joab, the son of Zeruiah, was chief among three. And he lifted up his spear against three hundred, and slew them, and had the name among three. و بنایای فرعاتونی و هدای از وادیهای جاعش، bible_en_fa Was he not most honourable of three? therefore he was their captain: howbeit he attained not unto the first three. و ابوعلبون عرباتی و عزموت برحومی، bible_en_fa And Benaiah the son of Jehoiada, the son of a valiant man, of Kabzeel, who had done many acts, he slew two lionlike men of Moab: he went down also and slew a lion in the midst of a pit in time of snow: و الیحبای شعلبونی و از بنی یاشن یوناتان، bible_en_fa And he slew an Egyptian, a goodly man: and the Egyptian had a spear in his hand; but he went down to him with a staff, and plucked the spear out of the Egyptian's hand, and slew him with his own spear. و شمه حراری و اخیام بن شارر اراری، bible_en_fa These things did Benaiah the son of Jehoiada, and had the name among three mighty men. و الیفلط بن احسبای ابن معکاتی و الیعام بن اخیتوفل جیلونی، bible_en_fa He was more honourable than the thirty, but he attained not to the first three. And David set him over his guard. وحصرای کرملی و فعرای اربی، bible_en_fa Asahel the brother of Joab was one of the thirty; Elhanan the son of Dodo of Bethlehem, و یجال بن ناتان از صوبه و بانی جادی، bible_en_fa Shammah the Harodite, Elika the Harodite, و صالق عمونی ونحرای بئیروتی که سلاحداران یوآب بن صرویه بودند، bible_en_fa Helez the Paltite, Ira the son of Ikkesh the Tekoite, و عیرای یتری و جارب یتری،واوریای حتی، که جمیع اینها سی و هفت نفربودند. bible_en_fa Abiezer the Anethothite, Mebunnai the Hushathite, واوریای حتی، که جمیع اینها سی و هفت نفربودند. bible_en_fa Zalmon the Ahohite, Maharai the Netophathite, و خشم خداوند بار دیگر بر اسرائیل افروخته شد. پس داود را بر ایشان برانگیزانیده، گفت: «برو و اسرائیل و یهودا رابشمار.» bible_en_fa Heleb the son of Baanah, a Netophathite, Ittai the son of Ribai out of Gibeah of the children of Benjamin, و پادشاه به‌سردار لشکر خود یوآب که همراهش بود، گفت: «الان در تمامی اسباطاسرائیل از دان تا بئرشبع گردش کرده، قوم رابشمار تا عدد قوم را بدانم.» bible_en_fa Benaiah the Pirathonite, Hiddai of the brooks of Gaash, و یوآب به پادشاه گفت: «حال یهوه، خدای تو، عدد قوم را هر‌چه باشد، صد چندان زیاده کند، و چشمان آقایم، پادشاه، این را ببیند، لیکن چرا آقایم، پادشاه، خواهش این عمل دارد؟» bible_en_fa Abi-albon the Arbathite, Azmaveth the Barhumite, اما کلام پادشاه بریوآب و سرداران لشکر غالب آمد و یوآب وسرداران لشکر از حضور پادشاه برای شمردن قوم اسرائیل بیرون رفتند. bible_en_fa Eliahba the Shaalbonite, of the sons of Jashen, Jonathan, و از اردن عبور کرده، در عروعیر به طرف راست شهری که در وسط وادی جاد در مقابل یعزیر است، اردو زدند. bible_en_fa Shammah the Hararite, Ahiam the son of Sharar the Hararite, و به جلعاد و زمین تحتیم حدشی آمدند و به دان یعن رسیده، به سوی صیدون دور زدند. bible_en_fa Eliphelet the son of Ahasbai, the son of the Maachathite, Eliam the son of Ahithophel the Gilonite, و به قلعه صور و تمامی شهرهای حویان و کنعانیان آمدند و به جنوب یهودا تا بئرشبع گذشتند. bible_en_fa Hezrai the Carmelite, Paarai the Arbite, وچون در تمامی زمین گشته بودند، بعد ازانقضای نه ماه و بیست روز به اورشلیم مراجعت کردند. bible_en_fa Igal the son of Nathan of Zobah, Bani the Gadite, و یوآب عدد شمرده شدگان قوم را به پادشاه داد: از اسرائیل هشتصد هزار مردجنگی شمشیرزن و از یهودا پانصد هزار مردبودند. bible_en_fa Zelek the Ammonite, Naharai the Beerothite, armourbearer to Joab the son of Zeruiah, و داود بعد از آنکه قوم را شمرده بود، دردل خود پشیمان گشت. پس داود به خداوندگفت: «در این کاری که کردم، گناه عظیمی ورزیدم و حال‌ای خداوند گناه بنده خود را عفوفرما زیرا که بسیار احمقانه رفتار نمودم.» bible_en_fa Ira an Ithrite, Gareb an Ithrite, وبامدادان چون داود برخاست، کلام خداوند به‌جاد نبی که رایی داود بود، نازل شده، گفت: bible_en_fa Uriah the Hittite: thirty and seven in all. «برو داود را بگو خداوند چنین می‌گوید: سه چیز پیش تو می‌گذارم پس یکی از آنها را برای خود اختیار کن تا برایت به عمل آورم.» bible_en_fa And again the anger of the LORD was kindled against Israel, and he moved David against them to say, Go, number Israel and Judah. پس جاد نزد داود آمده، او را مخبر ساخت و گفت: «آیا هفت سال قحط در زمینت برتو عارض شود، یا سه ماه از حضور دشمنان خود فرار نمایی وایشان تو را تعاقب کنند، یا وبا سه روز در زمین توواقع شود. پس الان تشخیص نموده، ببین که نزدفرستنده خود چه جواب ببرم.» bible_en_fa For the king said to Joab the captain of the host, which was with him, Go now through all the tribes of Israel, from Dan even to Beer-sheba, and number ye the people, that I may know the number of the people. داود به‌جادگفت: «در شدت تنگی هستم. تمنا اینکه به‌دست خداوند بیفتیم زیرا که رحمتهای او عظیم است وبه‌دست انسان نیفتم.» bible_en_fa And Joab said unto the king, Now the LORD thy God add unto the people, how many soever they be, an hundredfold, and that the eyes of my lord the king may see it: but why doth my lord the king delight in this thing? پس خداوند وبا براسرائیل از آن صبح تاوقت معین فرستاد و هفتاد هزار نفر از قوم، از دان تا بئرشبع مردند. bible_en_fa Notwithstanding the king's word prevailed against Joab, and against the captains of the host. And Joab and the captains of the host went out from the presence of the king, to number the people of Israel. و چون فرشته، دست خود رابر اورشلیم دراز کرد تا آن را هلاک سازد، خداونداز آن بلا پشیمان شد و به فرشته‌ای که قوم راهلاک می‌ساخت گفت: «کافی است! حال دست خود را باز دار.» و فرشته خداوند نزد خرمنگاه ارونه یبوسی بود. bible_en_fa And they passed over Jordan, and pitched in Aroer, on the right side of the city that lieth in the midst of the river of Gad, and toward Jazer: و چون داود، فرشته‌ای را که قوم را هلاک می‌ساخت دید، به خداوند عرض کرده، گفت: «اینک من گناه کرده‌ام و من عصیان ورزیده‌ام اما این گوسفندان چه کرده‌اند؟ تمنااینکه دست تو بر من و برخاندان پدرم باشد.» bible_en_fa Then they came to Gilead, and to the land of Tahtim-hodshi; and they came to Dan-jaan, and about to Zidon, و در آن روز جاد نزد داود آمده، گفت: «بروو مذبحی در خرمنگاه ارونه یبوسی برای خداوندبرپا کن.» bible_en_fa And came to the strong hold of Tyre, and to all the cities of the Hibites, and of the Canaanites: and they went out to the south of Judah, even to Beer-sheba. پس داود موافق کلام جاد چنانکه خداوند امر فرموده بود، رفت. bible_en_fa So when they had gone through all the land, they came to Jerusalem at the end of nine months and twenty days. و چون ارونه نظر انداخته، پادشاه و بندگانش را دید که نزد وی می‌آیند، ارونه بیرون آمده، به حضور پادشاه به روی خود به زمین افتاده، تعظیم نمود. bible_en_fa And Joab gave up the sum of the number of the people unto the king: and there were in Israel eight hundred thousand valiant men that drew the sword; and the men of Judah were five hundred thousand men. و ارونه گفت: «آقایم، پادشاه، چرا نزد بنده خود آمده است؟» داود گفت: «تا خرمنگاه را از تو بخرم ومذبحی برای خداوند بنا نمایم و تا وبا از قوم رفع شود.» bible_en_fa And David's heart smote him after that he had numbered the people. And David said unto the LORD, I have sinned greatly in that I have done: and now, I beseech thee, O LORD, take away the iniquity of thy servant; for I have done very foolishly. و ارونه به داود عرض کرد: «آقایم پادشاه آنچه را که در نظرش پسند آیدگرفته، قربانی کند و اینک گاوان به جهت قربانی سوختنی و چومها و اسباب گاوان به جهت هیزم. این همه را‌ای پادشاه، ارونه به پادشاه می‌دهد. و ارونه به پادشاه گفت: «یهوه، خدایت، تو را قبول فرماید.»اما پادشاه به ارونه گفت: «نی، بلکه البته به قیمت از توخواهم گرفت، و برای یهوه، خدای خود، قربانی های سوختنی بی‌قیمت نخواهم گذرانید.» پس داود خرمنگاه و گاوان را به پنجاه مثقال نقره خرید. bible_en_fa For when David was up in the morning, the word of the LORD came unto the prophet Gad, David's seer, saying, اما پادشاه به ارونه گفت: «نی، بلکه البته به قیمت از توخواهم گرفت، و برای یهوه، خدای خود، قربانی های سوختنی بی‌قیمت نخواهم گذرانید.» پس داود خرمنگاه و گاوان را به پنجاه مثقال نقره خرید. bible_en_fa Go and say unto David, Thus saith the LORD, I offer thee three things; choose thee one of them, that I may do it unto thee. چند او را به لباس می‌پوشانیدند، لیکن گرم نمی شد. bible_en_fa So Gad came to David, and told him, and said unto him, Shall seven years of famine come unto thee in thy land? or wilt thou flee three months before thine enemies, while they pursue thee? or that there be three days' pestilence in thy land? now advise, and see what answer I shall return to him that sent me. و خادمانش وی را گفتند: «به جهت آقای ما، پادشاه، باکره‌ای جوان بطلبند تا به حضور پادشاه بایستد و او را پرستاری نماید، و در آغوش تو بخوابد تا آقای ما، پادشاه، گرم بشود.» bible_en_fa And David said unto Gad, I am in a great strait: let us fall now into the hand of the LORD; for his mercies are great: and let me not fall into the hand of man. پس در تمامی حدود اسرائیل دختری نیکو منظر طلبیدند و ابیشک شونمیه را یافته، او را نزد پادشاه آوردند. bible_en_fa So the LORD sent a pestilence upon Israel from the morning even to the time appointed: and there died of the people from Dan even to Beer-sheba seventy thousand men. و آن دختر بسیار نیکو منظر بود و پادشاه را پرستاری نموده، او را خدمت می‌کرد، اما پادشاه او رانشناخت. bible_en_fa And when the angel stretched out his hand upon Jerusalem to destroy it, the LORD repented him of the evil, and said to the angel that destroyed the people, It is enough: stay now thine hand. And the angel of the LORD was by the threshingplace of Araunah the Jebusite. آنگاه ادنیا پسر حجیت، خویشتن را برافراشته، گفت: «من سلطنت خواهم نمود.» و برای خود ارابه‌ها وسواران و پنجاه نفر را که پیش روی وی بدوند، مهیا ساخت. bible_en_fa And David spake unto the LORD when he saw the angel that smote the people, and said, Lo, I have sinned, and I have done wickedly: but these sheep, what have they done? let thine hand, I pray thee, be against me, and against my father's house. و پدرش او را در تمامی ایام عمرش نرنجانیده، ونگفته بود چرا چنین و چنان می‌کنی، و او نیز بسیار خوش اندام بود و مادرش او را بعد از ابشالوم زاییده بود. bible_en_fa And Gad came that day to David, and said unto him, Go up, rear an altar unto the LORD in the threshingfloor of Araunah the Jebusite. و بایوآب بن صرویه و ابیاتار کاهن مشورت کرد و ایشان ادنیا را اعانت نمودند. bible_en_fa And David, according to the saying of Gad, went up as the LORD commanded. و اما صادوق کاهن و بنایاهو ابن یهویاداع و ناتان نبی و شمعی و ریعی و شجاعانی که از آن داود بودند، با ادنیا نرفتند. bible_en_fa And Araunah looked, and saw the king and his servants coming on toward him: and Araunah went out, and bowed himself before the king on his face upon the ground. و ادنیا گوسفندان و گاوان و پرواریها نزد سنگ زوحلت که به‌جانب عین روجل است، ذبح نمود، و تمامی برادرانش، پسران پادشاه را با جمیع مردان یهودا که خادمان پادشاه بودند، دعوت نمود. bible_en_fa And Araunah said, Wherefore is my lord the king come to his servant? And David said, To buy the threshingfloor of thee, to build an altar unto the LORD, that the plague may be stayed from the people. اما ناتان نبی و بنایاهو و شجاعان و برادر خود، سلیمان را دعوت نکرد. bible_en_fa And Araunah said unto David, Let my lord the king take and offer up what seemeth good unto him: behold, here be oxen for burnt sacrifice, and threshing instruments and other instruments of the oxen for wood. و ناتان به بتشبع، مادر سلیمان، عرض کرده، گفت: «آیا نشنیدی که ادنیا، پسر حجیت، سلطنت می‌کند وآقای ما داود نمی داند. bible_en_fa All these things did Araunah, as a king, give unto the king. And Araunah said unto the king, The LORD thy God accept thee. پس حال بیا تو را مشورت دهم تا جان خود و جان پسرت، سلیمان را برهانی. bible_en_fa And the king said unto Araunah, Nay; but I will surely buy it of thee at a price: neither will I offer burnt offerings unto the LORD my God of that which doth cost me nothing. So David bought the threshingfloor and the oxen for fifty shekels of silver. بروونزد داود پادشاه داخل شده، وی را بگو که‌ای آقایم پادشاه، آیا تو برای کنیز خود قسم خورده، نگفتی که پسر توسلیمان، بعد از من پادشاه خواهد شد؟ و او بر کرسی من خواهد نشست؟ پس چرا ادنیا پادشاه شده است؟ bible_en_fa And David built there an altar unto the LORD, and offered burnt offerings and peace offerings. So the LORD was intreated for the land, and the plague was stayed from Israel. اینک وقتی که تو هنوز در آنجا با پادشاه سخن گویی، من نیز بعد از تو خواهم آمد و کلام تو را ثابت خواهم کرد.» bible_en_fa Now king David was old and stricken in years; and they covered him with clothes, but he gat no heat. پس بتشبع نزد پادشاه به اطاق درآمد و پادشاه بسیار پیر بود و ابیشک شونمیه، پادشاه را خدمت می‌نمود. bible_en_fa Wherefore his servants said unto him, Let there be sought for my lord the king a young virgin: and let her stand before the king, and let her cherish him, and let her lie in thy bosom, that my lord the king may get heat. و بتشبع خم شده، پادشاه را تعظیم نمود و پادشاه گفت: «تو را چه شده است؟» bible_en_fa So they sought for a fair damsel throughout all the coasts of Israel, and found Abishag a Shunammite, and brought her to the king. او وی را گفت: «ای آقایم توبرای کنیز خود به یهوه خدای خویش قسم خوردی که پسر تو، سلیمان بعد از من پادشاه خواهد شد و او بر کرسی من خواهد نشست. bible_en_fa And the damsel was very fair, and cherished the king, and ministered to him: but the king knew her not. و حال اینک ادنیا پادشاه شده است و آقایم پادشاه اطلاع ندارد. bible_en_fa Then Adonijah the son of Haggith exalted himself, saying, I will be king: and he prepared him chariots and horsemen, and fifty men to run before him. و گاوان و پرواریها وگوسفندان بسیار ذبح کرده، همه پسران پادشاه و ابیاتار کاهن و یوآب، سردار لشکر را دعوت کرده، اما بنده ات سلیمان را دعوت ننموده است. bible_en_fa And his father had not displeased him at any time in saying, Why hast thou done so? and he also was a very goodly man; and his mother bare him after Absalom. و اما‌ای آقایم پادشاه، چشمان تمامی اسرائیل به سوی توست تا ایشان را خبر دهی که بعد از آقایم، پادشاه، کیست که بر کرسی وی خواهد نشست. bible_en_fa And he conferred with Joab the son of Zeruiah, and with Abiathar the priest: and they following Adonijah helped him. والا واقع خواهد شد هنگامی که آقایم پادشاه با پدران خویش بخوابد که من و پسرم سلیمان مقصر خواهیم بود.» bible_en_fa But Zadok the priest, and Benaiah the son of Jehoiada, and Nathan the prophet, and Shimei, and Rei, and the mighty men which belonged to David, were not with Adonijah. و اینک چون او هنوز با پادشاه سخن می‌گفت، ناتان نبی نیز داخل شد. bible_en_fa And Adonijah slew sheep and oxen and fat cattle by the stone of Zoheleth, which is by En-rogel, and called all his brethren the king's sons, and all the men of Judah the king's servants: و پادشاه را خبر داده، گفتند که «اینک ناتان نبی است.» و او به حضور پادشاه درآمده، رو به زمین خم شده، پادشاه را تعظیم نمود. bible_en_fa But Nathan the prophet, and Benaiah, and the mighty men, and Solomon his brother, he called not. و ناتان گفت: «ای آقایم پادشاه، آیا تو گفته‌ای که ادنیا بعد از من پادشاه خواهد شد و او بر کرسی من خواهد نشست؟ bible_en_fa Wherefore Nathan spake unto Bath-sheba the mother of Solomon, saying, Hast thou not heard that Adonijah the son of Haggith doth reign, and David our lord knoweth it not? زیرا که امروز او روانه شده، گاوان و پرواریها و گوسفندان بسیار ذبح نموده، و همه پسران پادشاه و سرداران لشکر و ابیاتارکاهن را دعوت کرده است، و اینک ایشان به حضورش به اکل و شرب مشغولند و می‌گویند ادنیای پادشاه زنده بماند. bible_en_fa Now therefore come, let me, I pray thee, give thee counsel, that thou mayest save thine own life, and the life of thy son Solomon. لیکن بنده ات مرا و صادوق کاهن و بنایاهو ابن یهویاداع و بنده ات، سلیمان را دعوت نکرده است. bible_en_fa Go and get thee in unto king David, and say unto him, Didst not thou, my lord, O king, swear unto thine handmaid, saying, Assuredly Solomon thy son shall reign after me, and he shall sit upon my throne? why then doth Adonijah reign? آیااین کار از جانب آقایم، پادشاه شده و آیا به بنده ات خبر ندادی که بعد از آقایم، پادشاه کیست که بر کرسی وی بنشیند؟» bible_en_fa Behold, while thou yet talkest there with the king, I also will come in after thee, and confirm thy words. و داود پادشاه در جواب گفت: «بتشبع رانزد من بخوانید.» پس او به حضور پادشاه درآمد وبه حضور پادشاه ایستاد. bible_en_fa And Bath-sheba went in unto the king into the chamber: and the king was very old; and Abishag the Shunammite ministered unto the king. و پادشاه سوگندخورده، گفت: «قسم به حیات خداوند که جان مرا از تمام تنگیها رهانیده است. bible_en_fa And Bath-sheba bowed, and did obeisance unto the king. And the king said, What wouldest thou? چنانکه برای تو، به یهوه خدای اسرائیل، قسم خورده، گفتم که پسر تو، سلیمان بعد از من پادشاه خواهد شد، و اوبه‌جای من بر کرسی من خواهد نشست، به همان طور امروز به عمل خواهم آورد.» bible_en_fa And she said unto him, My lord, thou swarest by the LORD thy God unto thine handmaid, saying, Assuredly Solomon thy son shall reign after me, and he shall sit upon my throne. و بتشبع روبه زمین خم شده، پادشاه را تعظیم نمود و گفت: «آقایم، داود پادشاه تا به ابد زنده بماند!» bible_en_fa And now, behold, Adonijah reigneth; and now, my lord the king, thou knowest it not: و داود پادشاه گفت: «صادوق کاهن و ناتان نبی و بنایاهو بن یهویاداع را نزد من بخوانید.» پس ایشان به حضور پادشاه داخل شدند. bible_en_fa And he hath slain oxen and fat cattle and sheep in abundance, and hath called all the sons of the king, and Abiathar the priest, and Joab the captain of the host: but Solomon thy servant hath he not called. و پادشاه به ایشان گفت: «بندگان آقای خویش را همراه خود بردارید و پسرم، سلیمان را بر قاطر من سوارنموده، او را به جیحون ببرید. bible_en_fa And thou, my lord, O king, the eyes of all Israel are upon thee, that thou shouldest tell them who shall sit on the throne of my lord the king after him. و صادوق کاهن و ناتان نبی او را در آنجا به پادشاهی اسرائیل مسح نمایند و کرنا را نواخته، بگویید: سلیمان پادشاه زنده بماند! bible_en_fa Otherwise it shall come to pass, when my lord the king shall sleep with his fathers, that I and my son Solomon shall be counted offenders. و شما در عقب وی برایید تااو داخل شده، بر کرسی من بنشیند و او به‌جای من پادشاه خواهد شد، و او را مامور فرمودم که براسرائیل و بر یهودا پیشوا باشد.» bible_en_fa And, lo, while she yet talked with the king, Nathan the prophet also came in. و بنایاهو ابن یهویاداع در جواب پادشاه گفت: «آمین! یهوه، خدای آقایم، پادشاه نیز چنین بگوید. bible_en_fa And they told the king, saying, Behold Nathan the prophet. And when he was come in before the king, he bowed himself before the king with his face to the ground. چنانکه خداوند با آقایم، پادشاه بوده است، همچنین باسلیمان نیز باشد، و کرسی وی را از کرسی آقایم داود پادشاه عظیم تر گرداند.» bible_en_fa And Nathan said, My lord, O king, hast thou said, Adonijah shall reign after me, and he shall sit upon my throne? و صادوق کاهن و ناتان نبی و بنایاهو ابن یهویاداع و کریتیان و فلیتیان رفته، سلیمان را برقاطر داود پادشاه سوار کردند و او را به جیحون آوردند. bible_en_fa For he is gone down this day, and hath slain oxen and fat cattle and sheep in abundance, and hath called all the king's sons, and the captains of the host, and Abiathar the priest; and, behold, they eat and drink before him, and say, God save king Adonijah. و صادوق کاهن، حقه روغن را ازخیمه گرفته، سلیمان را مسح کرد و چون کرنا رانواختند تمامی قوم گفتند: «سلیمان پادشاه زنده بماند.» bible_en_fa But me, even me thy servant, and Zadok the priest, and Benaiah the son of Jehoiada, and thy servant Solomon, hath he not called. و تمامی قوم در عقب وی برآمدند وقوم نای نواختند و به فرح عظیم شادی نمودند، به حدی که زمین از آواز ایشان منشق می‌شد. bible_en_fa Is this thing done by my lord the king, and thou hast not shewed it unto thy servant, who should sit on the throne of my lord the king after him? و ادنیا و تمامی دعوت‌شدگانی که با اوبودند، چون از خوردن فراغت یافتند، این راشنیدند و چون یوآب آواز کرنا را شنید، گفت: «چیست این صدای اضطراب در شهر؟» bible_en_fa Then king David answered and said, Call me Bath-sheba. And she came into the king's presence, and stood before the king. وچون او هنوز سخن می‌گفت، اینک یوناتان بن ابیاتار کاهن رسید و ادنیا گفت: «بیا زیرا که تو مردشجاع هستی و خبر نیکو می‌آوری.» bible_en_fa And the king sware, and said, As the LORD liveth, that hath redeemed my soul out of all distress, یوناتان در جواب ادنیا گفت: «به درستی که آقای ما، داودپادشاه، سلیمان را پادشاه ساخته است. bible_en_fa Even as I sware unto thee by the LORD God of Israel, saying, Assuredly Solomon thy son shall reign after me, and he shall sit upon my throne in my stead; even so will I certainly do this day. وپادشاه، صادوق کاهن و ناتان نبی و بنایاهو ابن یهویاداع و کریتیان و فلیتیان را با او فرستاده، او رابر قاطر پادشاه سوار کرده‌اند. bible_en_fa Then Bath-sheba bowed with her face to the earth, and did reverence to the king, and said, Let my lord king David live for ever. و صادوق کاهن وناتان نبی، او را در جیحون به پادشاهی مسح کرده‌اند و از آنجا شادی‌کنان برآمدند، چنانکه شهر به آشوب درآمد. و این است صدایی که شنیدید. bible_en_fa And king David said, Call me Zadok the priest, and Nathan the prophet, and Benaiah the son of Jehoiada. And they came before the king. و سلیمان نیز بر کرسی سلطنت جلوس نموده است. bible_en_fa The king also said unto them, Take with you the servants of your lord, and cause Solomon my son to ride upon mine own mule, and bring him down to Gihon: و ایض بندگان پادشاه به جهت تهنیت آقای ما، داود پادشاه آمده، گفتند: خدای تو اسم سلیمان را از اسم تو افضل و کرسی او را از کرسی تو اعظم گرداند. و پادشاه بر بسترخود سجده نمود. bible_en_fa And let Zadok the priest and Nathan the prophet anoint him there king over Israel: and blow ye with the trumpet, and say, God save king Solomon. و پادشاه نیز چنین گفت: متبارک باد یهوه، خدای اسرائیل، که امروز کسی را که بر کرسی من بنشیند، به من داده است وچشمان من، این را می‌بیند.» bible_en_fa Then ye shall come up after him, that he may come and sit upon my throne; for he shall be king in my stead: and I have appointed him to be ruler over Israel and over Judah. آنگاه تمامی مهمانان ادنیا ترسان شده، برخاستند و هرکس به راه خود رفت. bible_en_fa And Benaiah the son of Jehoiada answered the king, and said, Amen: the LORD God of my lord the king say so too. و ادنیا ازسلیمان ترسان شده، برخاست و روانه شده، شاخهای مذبح را گرفت. bible_en_fa As the LORD hath been with my lord the king, even so be he with Solomon, and make his throne greater than the throne of my lord king David. و سلیمان را خبرداده، گفتند که «اینک ادنیا از سلیمان پادشاه می ترسد و شاخهای مذبح را گرفته، می‌گوید که سلیمان پادشاه امروز برای من قسم بخورد که بنده خود را به شمشیر نخواهد کشت.» bible_en_fa So Zadok the priest, and Nathan the prophet, and Benaiah the son of Jehoiada, and the Cherethites, and the Pelethites, went down, and caused Solomon to ride upon king David's mule, and brought him to Gihon. وسلیمان گفت: «اگر مرد صالح باشد، یکی ازمویهایش بر زمین نخواهد افتاد اما اگر بدی در اویافت شود، خواهد مرد.»و سلیمان پادشاه فرستاد تا او را از نزد مذبح آوردند و او آمده، سلیمان پادشاه را تعظیم نمود و سلیمان گفت: «به خانه خود برو.» bible_en_fa And Zadok the priest took an horn of oil out of the tabernacle, and anointed Solomon. And they blew the trumpet; and all the people said, God save king Solomon. و سلیمان پادشاه فرستاد تا او را از نزد مذبح آوردند و او آمده، سلیمان پادشاه را تعظیم نمود و سلیمان گفت: «به خانه خود برو.» bible_en_fa And all the people came up after him, and the people piped with pipes, and rejoiced with great joy, so that the earth rent with the sound of them. و چون ایام وفات داود نزدیک شد، پسرخود سلیمان را وصیت فرموده، گفت: bible_en_fa And Adonijah and all the guests that were with him heard it as they had made an end of eating. And when Joab heard the sound of the trumpet, he said, Wherefore is this noise of the city being in an uproar? «من به راه تمامی اهل زمین می‌روم. پس تو قوی و دلیر باش. bible_en_fa And while he yet spake, behold, Jonathan the son of Abiathar the priest came: and Adonijah said unto him, Come in; for thou art a valiant man, and bringest good tidings. وصایای یهوه، خدای خود را نگاه داشته، به طریق های وی سلوک نما، و فرایض واوامر و احکام و شهادات وی را به نوعی که درتورات موسی مکتوب است، محافظت نما تا درهر کاری که کنی و به هر جایی که توجه نمایی، برخوردار باشی. bible_en_fa And Jonathan answered and said to Adonijah, Verily our lord king David hath made Solomon king. و تا آنکه خداوند، کلامی را که درباره من فرموده و گفته است، برقرار دارد که اگرپسران تو راه خویش را حفظ نموده، به تمامی دل و به تمامی جان خود در حضور من به راستی سلوک نمایند، یقین که از تو کسی‌که بر کرسی اسرائیل بنشیند، مفقود نخواهد شد. bible_en_fa And the king hath sent with him Zadok the priest, and Nathan the prophet, and Benaiah the son of Jehoiada, and the Cherethites, and the Pelethites, and they have caused him to ride upon the king's mule: و دیگر تو آنچه را که یوآب بن صرویه به من کرد می‌دانی، یعنی آنچه را با دو سردار لشکراسرائیل ابنیر بن نیر و عماسا ابن یتر کرد و ایشان را کشت و خون جنگ را در حین صلح ریخته، خون جنگ را بر کمربندی که به کمر خود داشت و بر نعلینی که به پایهایش بود، پاشید. bible_en_fa And Zadok the priest and Nathan the prophet have anointed him king in Gihon: and they are come up from thence rejoicing, so that the city rang again. This is the noise that ye have heard. پس موافق حکمت خود عمل نما و مباد که موی سفید او به سلامتی به قبر فرو رود. bible_en_fa And also Solomon sitteth on the throne of the kingdom. و اما با پسران برزلای جلعادی احسان نما و ایشان از‌جمله خورندگان بر سفره تو باشند، زیرا که ایشان هنگامی که از برادر تو ابشالوم فرار می‌کردم، نزدمن چنین آمدند. bible_en_fa And moreover the king's servants came to bless our lord king David, saying, God make the name of Solomon better than thy name, and make his throne greater than thy throne. And the king bowed himself upon the bed. و اینک شمعی ابن جیرای بنیامینی از بحوریم نزد توست و او مرا در روزی که به محنایم رسیدم به لعنت سخت لعن کرد، لیکن چون به استقبال من به اردن آمد برای او به خداوند قسم خورده، گفتم که تو را با شمشیرنخواهم کشت. bible_en_fa And also thus said the king, Blessed be the LORD God of Israel, which hath given one to sit on my throne this day, mine eyes even seeing it. پس الان او را بی‌گناه مشمارزیرا که مرد حکیم هستی و آنچه را که با او بایدکرد، می‌دانی. پس مویهای سفید او را به قبر باخون فرود آور.» bible_en_fa And all the guests that were with Adonijah were afraid, and rose up, and went every man his way. پس داود با پدران خود خوابید و در شهرداود دفن شد. bible_en_fa And Adonijah feared because of Solomon, and arose, and went, and caught hold on the horns of the altar. و ایامی که داود بر اسرائیل سلطنت می‌نمود، چهل سال بود. هفت سال درحبرون سلطنت کرد و در اورشلیم سی و سه سال سلطنت نمود. bible_en_fa And it was told Solomon, saying, Behold, Adonijah feareth king Solomon: for, lo, he hath caught hold on the horns of the altar, saying, Let king Solomon swear unto me to day that he will not slay his servant with the sword. و سلیمان بر کرسی پدر خودداود نشست و سلطنت او بسیار استوار گردید. bible_en_fa And Solomon said, If he will shew himself a worthy man, there shall not an hair of him fall to the earth: but if wickedness shall be found in him, he shall die. و ادنیا پسر حجیت نزد بتشبع، مادر سلیمان آمد و او گفت: «آیا به سلامتی آمدی؟» او جواب داد: «به سلامتی.» bible_en_fa So king Solomon sent, and they brought him down from the altar. And he came and bowed himself to king Solomon: and Solomon said unto him, Go to thine house. پس گفت: «با تو حرفی دارم.» او گفت: «بگو.» bible_en_fa Now the days of David drew nigh that he should die; and he charged Solomon his son, saying, گفت: «تو می‌دانی که سلطنت با من شده بود و تمامی اسرائیل روی خود را به من مایل کرده بودند تا سلطنت نمایم، اما سلطنت منتقل شده، از آن برادرم گردید زیراکه از جانب خداوند از آن او بود. bible_en_fa I go the way of all the earth: be thou strong therefore, and shew thyself a man; و الان خواهشی از تو دارم؛ مسالت مرا رد مکن.» او وی را گفت: «بگو.» bible_en_fa And keep the charge of the LORD thy God, to walk in his ways, to keep his statutes, and his commandments, and his judgments, and his testimonies, as it is written in the law of Moses, that thou mayest prosper in all that thou doest, and whithersoever thou turnest thyself: گفت: «تمنا این که به سلیمان پادشاه بگویی زیرا خواهش تو را رد نخواهد کردتا ابیشک شونمیه را به من به زنی بدهد.» bible_en_fa That the LORD may continue his word which he spake concerning me, saying, If thy children take heed to their way, to walk before me in truth with all their heart and with all their soul, there shall not fail thee (said he) a man on the throne of Israel. بتشبع گفت: «خوب، من نزد پادشاه برای تو خواهم گفت.» bible_en_fa Moreover thou knowest also what Joab the son of Zeruiah did to me, and what he did to the two captains of the hosts of Israel, unto Abner the son of Ner, and unto Amasa the son of Jether, whom he slew, and shed the blood of war in peace, and put the blood of war upon his girdle that was about his loins, and in his shoes that were on his feet. پس بتشبع نزد سلیمان پادشاه داخل شد تابا او درباره ادنیا سخن گوید. و پادشاه به استقبالش برخاسته، او را تعظیم نمود و بر کرسی خودنشست و فرمود تا به جهت مادر پادشاه کرسی بیاورند و او به‌دست راستش بنشست. bible_en_fa Do therefore according to thy wisdom, and let not his hoar head go down to the grave in peace. و اوعرض کرد: «یک مطلب جزئی دارم که از تو سوال نمایم. مسالت مرا رد منما.» پادشاه گفت: «ای مادرم بگو زیرا که مسالت تو را رد نخواهم کرد.» bible_en_fa But shew kindness unto the sons of Barzillai the Gileadite, and let them be of those that eat at thy table: for so they came to me when I fled because of Absalom thy brother. و او گفت: «ابیشک شونمیه به برادرت ادنیا به زنی داده شود.» bible_en_fa And, behold, thou hast with thee Shimei the son of Gera, a Benjamite of Bahurim, which cursed me with a grievous curse in the day when I went to Mahanaim: but he came down to meet me at Jordan, and I sware to him by the LORD, saying, I will not put thee to death with the sword. سلیمان پادشاه، مادر خود راجواب داده، گفت: «چرا ابیشک شونمیه را به جهت ادنیا طلبیدی؟ سلطنت را نیز برای وی طلب کن چونکه او برادر بزرگ من است، هم به جهت او و هم به جهت ابیاتار کاهن و هم به جهت یوآب بن صرویه.» bible_en_fa Now therefore hold him not guiltless: for thou art a wise man, and knowest what thou oughtest to do unto him; but his hoar head bring thou down to the grave with blood. و سلیمان پادشاه به خداوند قسم خورده، گفت: «خدا به من مثل این بلکه زیاده از این عمل نماید اگر ادنیا این سخن رابه ضرر جان خود نگفته باشد. bible_en_fa So David slept with his fathers, and was buried in the city of David. و الان قسم به حیات خداوند که مرا استوار نموده، و مرا برکرسی پدرم، داود نشانیده، و خانه‌ای برایم به طوری که وعده نموده بود، برپا کرده است که ادنیا امروز خواهد مرد.» bible_en_fa And the days that David reigned over Israel were forty years: seven years reigned he in Hebron, and thirty and three years reigned he in Jerusalem. پس سلیمان پادشاه به‌دست بنایاهو ابن یهویاداع فرستاد و او وی را زدکه مرد. bible_en_fa Then sat Solomon upon the throne of David his father; and his kingdom was established greatly. و پادشاه به ابیاتار کاهن گفت: «به مزرعه خود به عناتوت برو زیرا که تو مستوجب قتل هستی، لیکن امروز تو را نخواهم کشت، چونکه تابوت خداوند، یهوه را در حضور پدرم داودبرمی داشتی، و در تمامی مصیبت های پدرم مصیبت کشیدی.» bible_en_fa And Adonijah the son of Haggith came to Bath-sheba the mother of Solomon. And she said, Comest thou peaceably? And he said, Peaceably. پس سلیمان، ابیاتار را ازکهانت خداوند اخراج نمود تا کلام خداوند را که درباره خاندان عیلی در شیلوه گفته بود، کامل گرداند. bible_en_fa He said moreover, I have somewhat to say unto thee. And she said, Say on. و چون خبر به یوآب رسید، یوآب به خیمه خداوند فرار کرده، شاخهای مذبح را گرفت زیراکه یوآب، ادنیا را متابعت کرده، هرچند ابشالوم رامتابعت ننموده بود. bible_en_fa And he said, Thou knowest that the kingdom was mine, and that all Israel set their faces on me, that I should reign: howbeit the kingdom is turned about, and is become my brother's: for it was his from the LORD. و سلیمان پادشاه را خبردادند که یوآب به خیمه خداوند فرار کرده، واینک به پهلوی مذبح است. پس سلیمان، بنایاهوابن یهویاداع را فرستاده، گفت: «برو و او را بکش.» bible_en_fa And now I ask one petition of thee, deny me not. And she said unto him, Say on. و بنایاهو به خیمه خداوند داخل شده، او راگفت: «پادشاه چنین می‌فرماید که بیرون بیا.» اوگفت: «نی، بلکه اینجا می‌میرم.» و بنایاهو به پادشاه خبر رسانیده، گفت که «یوآب چنین گفته، و چنین به من جواب داده است.» bible_en_fa And he said, Speak, I pray thee, unto Solomon the king, (for he will not say thee nay,) that he give me Abishag the Shunammite to wife. پادشاه وی را فرمود: «موافق سخنش عمل نما و او را کشته، دفن کن تا خون بی‌گناهی را که یوآب ریخته بود از من و از خاندان پدرم دورنمایی. bible_en_fa And Bath-sheba said, Well; I will speak for thee unto the king. و خداوند خونش را بر سر خودش ردخواهد گردانید به‌سبب اینکه بر دو مرد که از اوعادلتر و نیکوتر بودند هجوم آورده، ایشان را با شمشیر کشت و پدرم، داود اطلاع نداشت، یعنی ابنیر بن نیر، سردار لشکر اسرائیل و عماسا ابن یتر، سردار لشکر یهودا. bible_en_fa Bath-sheba therefore went unto king Solomon, to speak unto him for Adonijah. And the king rose up to meet her, and bowed himself unto her, and sat down on his throne, and caused a seat to be set for the king's mother; and she sat on his right hand. پس خون ایشان برسر یوآب و بر سر ذریتش تا به ابد برخواهد گشت و برای داود و ذریتش و خاندانش و کرسی‌اش سلامتی از جانب خداوند تا ابدالاباد خواهد بود.» bible_en_fa Then she said, I desire one small petition of thee; I pray thee, say me not nay. And the king said unto her, Ask on, my mother: for I will not say thee nay. پس بنایاهو ابن یهویاداع رفته، او را زد و کشت و او را در خانه‌اش که در صحرا بود، دفن کردند. bible_en_fa And she said, Let Abishag the Shunammite be given to Adonijah thy brother to wife. و پادشاه بنایاهو ابن یهویاداع را به‌جایش به‌سرداری لشکر نصب کرد و پادشاه، صادوق کاهن را در جای ابیاتار گماشت. bible_en_fa And king Solomon answered and said unto his mother, And why dost thou ask Abishag the Shunammite for Adonijah? ask for him the kingdom also; for he is mine elder brother; even for him, and for Abiathar the priest, and for Joab the son of Zeruiah. و پادشاه فرستاده، شمعی را خوانده، وی راگفت: «به جهت خود خانه‌ای در اورشلیم بناکرده، در آنجا ساکن شو و از آنجا به هیچ طرف بیرون مرو. bible_en_fa Then king Solomon sware by the LORD, saying, God do so to me, and more also, if Adonijah have not spoken this word against his own life. زیرا یقین در روزی که بیرون روی و از نهر قدرون عبور نمایی، بدان که البته خواهی مرد و خونت بر سر خودت خواهد بود.» bible_en_fa Now therefore, as the LORD liveth, which hath established me, and set me on the throne of David my father, and who hath made me an house, as he promised, Adonijah shall be put to death this day. وشمعی به پادشاه گفت: «آنچه گفتی نیکوست. به طوری که آقایم پادشاه فرموده است، بنده ات چنین عمل خواهد نمود.» پس شمعی روزهای بسیار در اورشلیم ساکن بود. bible_en_fa And king Solomon sent by the hand of Benaiah the son of Jehoiada; and he fell upon him that he died. اما بعد از انقضای سه سال واقع شد که دوغلام شمعی نزد اخیش بن معکه، پادشاه جت فرار کردند و شمعی را خبر داده، گفتند که «اینک غلامانت در جت هستند.» bible_en_fa And unto Abiathar the priest said the king, Get thee to Anathoth, unto thine own fields; for thou art worthy of death: but I will not at this time put thee to death, because thou barest the ark of the Lord GOD before David my father, and because thou hast been afflicted in all wherein my father was afflicted. و شمعی برخاسته، الاغ خود را بیاراست و به جستجوی غلامانش، نزد اخیش به جت روانه شد، و شمعی رفته، غلامان خود را از جت بازآورد. bible_en_fa So Solomon thrust out Abiathar from being priest unto the LORD; that he might fulfil the word of the LORD, which he spake concerning the house of Eli in Shiloh. و به سلیمان خبر دادند که شمعی از اورشلیم به جت رفته وبرگشته است. bible_en_fa Then tidings came to Joab: for Joab had turned after Adonijah, though he turned not after Absalom. And Joab fled unto the tabernacle of the LORD, and caught hold on the horns of the altar. و پادشاه فرستاده، شمعی را خواند و وی را گفت: «آیا تو را به خداوند قسم ندادم و تو را نگفتم در روزی که بیرون شوی و به هر جا بروی یقین بدان که خواهی مرد، و تو مراگفتی سخنی که شنیدم نیکوست. bible_en_fa And it was told king Solomon that Joab was fled unto the tabernacle of the LORD; and, behold, he is by the altar. Then Solomon sent Benaiah the son of Jehoiada, saying, Go, fall upon him. پس قسم خداوند و حکمی را که به تو امر فرمودم، چرانگاه نداشتی؟» bible_en_fa And Benaiah came to the tabernacle of the LORD, and said unto him, Thus saith the king, Come forth. And he said, Nay; but I will die here. And Benaiah brought the king word again, saying, Thus said Joab, and thus he answered me. و پادشاه به شمعی گفت: «تمامی بدی را که دلت از آن آگاهی دارد که به پدر من داود کرده‌ای، می‌دانی و خداوند شرارت تو را به‌سرت برگردانیده است. bible_en_fa And the king said unto him, Do as he hath said, and fall upon him, and bury him; that thou mayest take away the innocent blood, which Joab shed, from me, and from the house of my father. و سلیمان پادشاه، مبارک خواهد بود و کرسی داود درحضور خداوند تا به ابد پایدار خواهد ماند.»پس پادشاه بنایاهو ابن یهویاداع را امر فرمود واو بیرون رفته، او را زد که مرد.و سلطنت در دست سلیمان برقرار گردید. bible_en_fa And the LORD shall return his blood upon his own head, who fell upon two men more righteous and better than he, and slew them with the sword, my father David not knowing thereof, to wit, Abner the son of Ner, captain of the host of Israel, and Amasa the son of Jether, captain of the host of Judah. پس پادشاه بنایاهو ابن یهویاداع را امر فرمود واو بیرون رفته، او را زد که مرد.و سلطنت در دست سلیمان برقرار گردید. bible_en_fa Their blood shall therefore return upon the head of Joab, and upon the head of his seed for ever: but upon David, and upon his seed, and upon his house, and upon his throne, shall there be peace for ever from the LORD. و سلیمان با فرعون، پادشاه مصر، مصاهرت نموده، دختر فرعون را گرفت، واو را به شهر داود آورد تا بنای خانه خود و خانه خداوند و حصار اورشلیم را به هر طرفش تمام کند. bible_en_fa So Benaiah the son of Jehoiada went up, and fell upon him, and slew him: and he was buried in his own house in the wilderness. لیکن قوم در مکانهای بلند قربانی می‌گذرانیدند زیرا خانه‌ای برای اسم خداوند تاآن زمان بنا نشده بود. bible_en_fa And the king put Benaiah the son of Jehoiada in his room over the host: and Zadok the priest did the king put in the room of Abiathar. و سلیمان خداوند را دوست داشته، به فرایض پدر خود، داود رفتار می‌نمود، جز اینکه در مکانهای بلند قربانی می‌گذرانید و بخورمی سوزانید. bible_en_fa And the king sent and called for Shimei, and said unto him, Build thee an house in Jerusalem, and dwell there, and go not forth thence any whither. و پادشاه به جبعون رفت تا در آنجاقربانی بگذراند زیرا که مکان بلند عظیم، آن بود وسلیمان بر آن مذبح هزار قربانی سوختنی گذرانید. bible_en_fa For it shall be, that on the day thou goest out, and passest over the brook Kidron, thou shalt know for certain that thou shalt surely die: thy blood shall be upon thine own head. و خداوند به سلیمان در جبعون درخواب شب ظاهر شد. و خدا گفت: «آنچه را که به تو بدهم، طلب نما.» bible_en_fa And Shimei said unto the king, The saying is good: as my lord the king hath said, so will thy servant do. And Shimei dwelt in Jerusalem many days. سلیمان گفت: «تو با بنده ات، پدرم داود، هرگاه در حضور تو با راستی و عدالت و قلب سلیم با تو رفتار می‌نمود، احسان عظیم می‌نمودی، و این احسان عظیم را برای اونگاه داشتی که پسری به او دادی تا بر کرسی وی بنشیند، چنانکه امروز واقع شده است. bible_en_fa And it came to pass at the end of three years, that two of the servants of Shimei ran away unto Achish son of Maachah king of Gath. And they told Shimei, saying, Behold, thy servants be in Gath. و الان‌ای یهوه، خدای من، تو بنده خود را به‌جای پدرم داود، پادشاه ساختی و من طفل صغیر هستم که خروج و دخول را نمی دانم. bible_en_fa And Shimei arose, and saddled his ass, and went to Gath to Achish to seek his servants: and Shimei went, and brought his servants from Gath. و بنده ات در میان قوم تو که برگزیده‌ای هستم، قوم عظیمی که کثیرند به حدی که ایشان را نتوان شمرد و حساب کرد. bible_en_fa And it was told Solomon that Shimei had gone from Jerusalem to Gath, and was come again. پس به بنده خود دل فهیم عطا فرما تا قوم تو را داوری نمایم و در میان نیک و بد تمیز کنم، زیرا کیست که این قوم عظیم تو را داوری تواندنمود؟» bible_en_fa And the king sent and called for Shimei, and said unto him, Did I not make thee to swear by the LORD, and protested unto thee, saying, Know for a certain, on the day thou goest out, and walkest abroad any wither, that thou shalt surely die? and thou saidst unto me, The word that I have heard is good. و این امر به نظر خداوند پسند آمد که سلیمان این چیز را خواسته بود. bible_en_fa Why then hast thou not kept the oath of the LORD, and the commandment that I have charged thee with? پس خدا وی را گفت: «چونکه این چیز را خواستی و طول ایام برای خویشتن نطلبیدی، و دولت برای خودسوال ننمودی، و جان دشمنانت را نطلبیدی، بلکه به جهت خود حکمت خواستی تا انصاف رابفهمی، bible_en_fa The king said moreover to Shimei, Thou knowest all the wickedness which thine heart is privy to, that thou didst to David my father: therefore the LORD shall return thy wickedness upon thine own head; اینک بر‌حسب کلام تو کردم و اینک دل حکیم و فهیم به تو دادم به طوری که پیش از تومثل تویی نبوده است و بعد از تو کسی مثل تونخواهد برخاست. bible_en_fa And king Solomon shall be blessed, and the throne of David shall be established before the LORD for ever. و نیز آنچه را نطلبیدی، یعنی هم دولت و هم جلال را به تو عطا فرمودم به حدی که در تمامی روزهایت کسی مثل تو درمیان پادشاهان نخواهد بود. bible_en_fa So the king commanded Benaiah the son of Jehoiada; which went out, and fell upon him, that he died. And the kingdom was established in the hand of Solomon. و اگر در راههای من سلوک نموده، فرایض و اوامر مرا نگاه داری به طوری که پدر تو داود سلوک نمود، آنگاه روزهایت را طویل خواهم گردانید.» bible_en_fa And Solomon made affinity with Pharaoh king of Egypt, and took Pharaoh's daughter, and brought her into the city of David, until he had made an end of building his own house, and the house of the LORD, and the wall of Jerusalem round about. پس سلیمان بیدار شد و اینک خواب بود وبه اورشلیم آمده، پیش تابوت عهد خداوند ایستاد، و قربانی های سوختنی گذرانید و ذبایح سلامتی ذبح کرده، برای تمامی بندگانش ضیافت نمود. bible_en_fa Only the people sacrificed in high places, because there was no house built unto the name of the LORD, until those days. آنگاه دو زن زانیه نزد پادشاه آمده، درحضورش ایستادند. bible_en_fa And Solomon loved the LORD, walking in the statutes of David his father: only he sacrificed and burnt incense in high places. و یکی از آن زنان گفت: «ای آقایم، من و این زن در یک خانه ساکنیم و درآن خانه با او زاییدم. bible_en_fa And the king went to Gibeon to sacrifice there; for that was the great high place: a thousand burnt offerings did Solomon offer upon that altar. و روز سوم بعد از زاییدنم واقع شد که این زن نیز زایید و ما با یکدیگر بودیم و کسی دیگر با ما در خانه نبود و ما هر دو در خانه‌تنها بودیم. bible_en_fa In Gibeon the LORD appeared to Solomon in a dream by night: and God said, Ask what I shall give thee. و در شب، پسر این زن مرد زیرا که بر او خوابیده بود. bible_en_fa And Solomon said, Thou hast shewed unto thy servant David my father great mercy, according as he walked before thee in truth, and in righteousness, and in uprightness of heart with thee; and thou hast kept for him this great kindness, that thou hast given him a son to sit on his throne, as it is this day. و او در نصف شب برخاسته، پسر مرا وقتی که کنیزت در خواب بود از پهلوی من گرفت و در بغل خود گذاشت و پسر مرده خودرا در بغل من نهاد. bible_en_fa And now, O LORD my God, thou hast made thy servant king instead of David my father: and I am but a little child: I know not how to go out or come in. و بامدادان چون برخاستم تاپسر خود را شیر دهم‌اینک مرده بود اما چون دروقت صبح بر او نگاه کردم، دیدم که پسری که من زاییده بودم، نیست.» bible_en_fa And thy servant is in the midst of thy people which thou hast chosen, a great people, that cannot be numbered nor counted for multitude. زن دیگر گفت: «نی، بلکه پسر زنده از آن من است و پسر مرده از آن توست.» و آن دیگر گفت: «نی، بلکه پسر مرده ازآن توست و پسر زنده از آن من است.» و به حضورپادشاه مکالمه می‌کردند. bible_en_fa Give therefore thy servant an understanding heart to judge thy people, that I may discern between good and bad: for who is able to judge this thy so great a people? پس پادشاه گفت: «این می‌گوید که این پسرزنده از آن من است و پسر مرده از آن توست و آن می‌گوید نی، بلکه پسر مرده از آن توست و پسرزنده از آن من است.» bible_en_fa And the speech pleased the Lord, that Solomon had asked this thing. و پادشاه گفت: «شمشیری نزد من بیاورید.» پس شمشیری به حضور پادشاه آوردند. bible_en_fa And God said unto him, Because thou hast asked this thing, and hast not asked for thyself long life; neither hast asked riches for thyself, nor hast asked the life of thine enemies; but hast asked for thyself understanding to discern judgment; و پادشاه گفت: «پسرزنده را به دو حصه تقسیم نمایید و نصفش را به این و نصفش را به آن بدهید.» bible_en_fa Behold, I have done according to thy words: lo, I have given thee a wise and an understanding heart; so that there was none like thee before thee, neither after thee shall any arise like unto thee. و زنی که پسرزنده از آن او بود چونکه دلش بر پسرش می سوخت به پادشاه عرض کرده، گفت: «ای آقایم! پسر زنده را به او بدهید و او را هرگزمکشید.» اما آن دیگری گفت: «نه از آن من و نه ازآن تو باشد؛ او را تقسیم نمایید.» bible_en_fa And I have also given thee that which thou hast not asked, both riches, and honour: so that there shall not be any among the kings like unto thee all thy days. آنگاه پادشاه امر فرموده، گفت: «پسر زنده را به او بدهید و او راالبته مکشید زیرا که مادرش این است.»و چون تمامی اسرائیل حکمی را که پادشاه کرده بود، شنیدند از پادشاه بترسیدند زیرا دیدند که حکمت خدایی به جهت داوری کردن در دل اوست. bible_en_fa And if thou wilt walk in my ways, to keep my statutes and my commandments, as thy father David did walk, then I will lengthen thy days. و چون تمامی اسرائیل حکمی را که پادشاه کرده بود، شنیدند از پادشاه بترسیدند زیرا دیدند که حکمت خدایی به جهت داوری کردن در دل اوست. bible_en_fa And Solomon awoke; and, behold, it was a dream. And he came to Jerusalem, and stood before the ark of the covenant of the LORD, and offered up burnt offerings, and offered peace offerings, and made a feast to all his servants. و سلیمان پادشاه بر تمامی اسرائیل پادشاه بود. bible_en_fa Then came there two women, that were harlots, unto the king, and stood before him. و سردارانی که داشت اینانند: عزریاهو ابن صادوق کاهن، bible_en_fa And the one woman said, O my lord, I and this woman dwell in one house; and I was delivered of a child with her in the house. و الیحورف و اخیاپسران شیشه کاتبان و یهوشافاط بن اخیلود وقایع نگار، bible_en_fa And it came to pass the third day after that I was delivered, that this woman was delivered also: and we were together; there was no stranger with us in the house, save we two in the house. و بنایاهو ابن یهویاداع، سردار لشکر، وصادوق و ابیاتار کاهنان، bible_en_fa And this woman's child died in the night; because she overlaid it. و عزریاهو بن ناتان، سردار وکلاء و زابود بن ناتان کاهن و دوست خالص پادشاه، bible_en_fa And she arose at midnight, and took my son from beside me, while thine handmaid slept, and laid it in her bosom, and laid her dead child in my bosom. و اخیشار ناظر خانه و ادونیرام بن عبدا، رئیس باجگیران. bible_en_fa And when I rose in the morning to give my child suck, behold, it was dead: but when I had considered it in the morning, behold, it was not my son, which I did bear. و سلیمان دوازده وکیل بر تمامی اسرائیل داشت که به جهت خوراک پادشاه و خاندانش تدارک می‌دیدند، که هریک از ایشان یک ماه درسال تدارک می‌دیدند. bible_en_fa And the other woman said, Nay; but the living is my son, and the dead is thy son. And this said, No; but the dead is thy son, and the living is my son. Thus they spake before the king. و نامهای ایشان این است: بنحور در کوهستان افرایم bible_en_fa Then said the king, The one saith, This is my son that liveth, and thy son is the dead: and the other saith, Nay; but thy son is the dead, and my son is the living. و بندقر درماقص و شعلبیم و بیت شمس و ایلون بیت حانان bible_en_fa And the king said, Bring me a sword. And they brought a sword before the king. و بنحسد در اربوت که سوکوه و تمامی زمین حافر به او تعلق داشت bible_en_fa And the king said, Divide the living child in two, and give half to the one, and half to the other. و بنئبینداب در تمامی نافت دور که تافت دختر سلیمان زن او بود bible_en_fa Then spake the woman whose the living child was unto the king, for her bowels yearned upon her son, and she said, O my lord, give her the living child, and in no wise slay it. But the other said, Let it be neither mine nor thine, but divide it. وبعنا ابن اخیلود در تعنک و مجدو و تمامی بیتشان که به‌جانب صرتان زیر یزرعیل است از بیتشان تا آبل محوله تا آن طرف یقمعام bible_en_fa Then the king answered and said, Give her the living child, and in no wise slay it: she is the mother thereof. و بنجابر درراموت جلعاد که قرای یاعیر بن منسی که درجلعاد می‌باشد و بلوک ارجوب که در باشان است به او تعلق داشت، یعنی شصت شهر بزرگ حصاردار با پشت بندهای برنجین bible_en_fa And all Israel heard of the judgment which the king had judged; and they feared the king: for they saw that the wisdom of God was in him, to do judgment. و اخیناداب بن عدو در محنایم bible_en_fa So king Solomon was king over all Israel. و اخیمعص در نفتالی که اونیز باسمت، دختر سلیمان را به زنی گرفته بود bible_en_fa And these were the princes which he had; Azariah the son of Zadok the priest, وبعنا ابن حوشای در اشیر و بعلوت bible_en_fa Elihoreph and Ahiah, the sons of Shisha, scribes; Jehoshaphat the son of Ahilud, the recorder. و یهوشافاطبن فاروح در یساکار bible_en_fa And Benaiah the son of Jehoiada was over the host: and Zadok and Abiathar were the priests: و شمعی ابن ایلا دربنیامین bible_en_fa And Azariah the son of Nathan was over the officers: and Zabud the son of Nathan was principal officer, and the king's friend: و جابر بن اوری در زمین جلعاد که ولایت سیحون پادشاه اموریان و عوج پادشاه باشان بود و او به تنهایی در آن زمین وکیل بود. bible_en_fa And Ahishar was over the household: and Adoniram the son of Abda was over the tribute. و یهودا و اسرائیل مثل ریگ کناره دریابیشمار بودند و اکل و شرب نموده، شادی می‌کردند. bible_en_fa And Solomon had twelve officers over all Israel, which provided victuals for the king and his household: each man his month in a year made provision. و سلیمان بر تمامی ممالک، از نهر(فرات ) تا زمین فلسطینیان و تا سرحد مصرسلطنت می‌نمود، و هدایا آورده، سلیمان را درتمامی ایام عمرش خدمت می‌کردند. bible_en_fa And these are their names: The son of Hur, in mount Ephraim: و آذوقه سلیمان برای هر روز سی کر آردنرم و شصت کر بلغور بود. bible_en_fa The son of Dekar, in Makaz, and in Shaalbim, and Beth-shemesh, and Elon-beth-hanan: و ده گاو پرواری وبیست گاو از چراگاه و صد گوسفند سوای غزالهاو آهوها و گوزنها و مرغهای فربه. bible_en_fa The son of Hesed, in Aruboth; to him pertained Sochoh, and all the land of Hepher: زیرا که برتمام ماورای نهر از تفسح تا غزه بر جمیع ملوک ماورای نهر حکمرانی می‌نمود و او را از هرجانب به همه اطرافش صلح بود. bible_en_fa The son of Abinadab, in all the region of Dor; which had Taphath the daughter of Solomon to wife: و یهودا واسرائیل، هرکس زیر مو و انجیر خود از دان تابئرشبع در تمامی ایام سلیمان ایمن می‌نشستند. bible_en_fa Baana the son of Ahilud; to him pertained Taanach and Megiddo, and all Beth-shean, which is by Zartanah beneath Jezreel, from Beth-shean to Abel-meholah, even unto the place that is beyond Jokneam: و سلیمان را چهل هزار آخور اسب به جهت ارابه هایش و دوازده هزار سوار بود. bible_en_fa The son of Geber, in Ramoth-gilead; to him pertained the towns of Jair the son of Manasseh, which are in Gilead; to him also pertained the region of Argob, which is in Bashan, threescore great cities with walls and brasen bars: و آن وکلا از برای خوراک سلیمان پادشاه و همه کسانی که بر سفره سلیمان پادشاه حاضر می‌بودند، هر یک در ماه خود تدارک می‌دیدند و نمی گذاشتند که به هیچ‌چیز احتیاج باشد. bible_en_fa Ahinadab the son of Iddo had Mahanaim: و جو و کاه به جهت اسبان و اسبان تازی به مکانی که هر کس بر‌حسب وظیفه‌اش مقرر بود، می‌آوردند. bible_en_fa Ahimaaz was in Naphtali; he also took Basmath the daughter of Solomon to wife: و خدا به سلیمان حکمت و فطانت از حدزیاده و وسعت دل مثل ریگ کناره دریا عطافرمود. bible_en_fa Baanah the son of Hushai was in Asher and in Aloth: و حکمت سلیمان از حکمت تمامی بنی مشرق و از حکمت جمیع مصریان زیاده بود. bible_en_fa Jehoshaphat the son of Paruah, in Issachar: و از جمیع آدمیان از ایتان ازراحی و از پسران ماحول، یعنی حیمان و کلکول و دردع حکیم تربود و اسم او در میان تمامی امتهایی که به اطرافش بودند، شهرت یافت. bible_en_fa Shimei the son of Elah, in Benjamin: و سه هزار مثل گفت وسرودهایش هزار و پنج بود. bible_en_fa Geber the son of Uri was in the country of Gilead, in the country of Sihon king of the Amorites, and of Og king of Bashan; and he was the only officer which was in the land. و درباره درختان سخن گفت، از سرو آزاد لبنان تا زوفائی که بردیوارها می‌روید و درباره بهایم و مرغان وحشرات و ماهیان نیز سخن گفت.و از جمیع طوایف و از تمام پادشاهان زمین که آوازه حکمت او را شنیده بودند، می‌آمدند تا حکمت سلیمان را استماع نمایند. bible_en_fa Judah and Israel were many, as the sand which is by the sea in multitude, eating and drinking, and making merry. و از جمیع طوایف و از تمام پادشاهان زمین که آوازه حکمت او را شنیده بودند، می‌آمدند تا حکمت سلیمان را استماع نمایند. bible_en_fa And Solomon reigned over all kingdoms from the river unto the land of the Philistines, and unto the border of Egypt: they brought presents, and served Solomon all the days of his life. و حیرام، پادشاه صور، خادمان خود را نزدسلیمان فرستاد، چونکه شنیده بود که او رابه‌جای پدرش به پادشاهی مسح کرده‌اند، زیرا که حیرام همیشه دوست داود بود. bible_en_fa And Solomon's provision for one day was thirty measures of fine flour, and threescore measures of meal, و سلیمان نزد حیرام فرستاده، گفت bible_en_fa Ten fat oxen, and twenty oxen out of the pastures, and an hundred sheep, beside harts, and roebucks, and fallowdeer, and fatted fowl. که «تو پدر من داود رامی دانی که نتوانست خانه‌ای به اسم یهوه، خدای خود بنا نماید به‌سبب جنگهایی که او را احاطه می‌نمود تا خداوند ایشان را زیر کف پایهای اونهاد. bible_en_fa For he had dominion over all the region on this side the river, from Tiphsah even to Azzah, over all the kings on this side the river: and he had peace on all sides round about him. اما الان یهوه، خدای من، مرا از هر طرف آرامی داده است که هیچ دشمنی و هیچ واقعه بدی وجود ندارد. bible_en_fa And Judah and Israel dwelt safely, every man under his vine and under his fig tree, from Dan even to Beer-sheba, all the days of Solomon. و اینک مراد من این است که خانه‌ای به اسم یهوه، خدای خود، بنا نمایم چنانکه خداوند به پدرم داود وعده داد و گفت که پسرت که او را به‌جای تو بر کرسی خواهم نشانید، خانه را به اسم من بنا خواهد کرد. bible_en_fa And Solomon had forty thousand stalls of horses for his chariots, and twelve thousand horsemen. و حال امر فرما که سروهای آزاد از لبنان برای من قطع نمایند و خادمان من همراه خادمان تو خواهندبود، و مزد خادمانت را موافق هرآنچه بفرمایی به تو خواهم داد، زیرا تو می‌دانی که در میان ما کسی نیست که مثل صیدونیان در قطع نمودن درختان ماهر باشد.» bible_en_fa And those officers provided victual for king Solomon, and for all that came unto king Solomon's table, every man in his month: they lacked nothing. پس چون حیرام سخنان سلیمان را شنید، به غایت شادمان شده، گفت: «امروز خداوند متبارک باد که به داود پسری حکیم بر این قوم عظیم عطانموده است.» bible_en_fa Barley also and straw for the horses and dromedaries brought they unto the place where the officers were, every man according to his charge. و حیرام نزد سلیمان فرستاده، گفت: «پیغامی که نزد من فرستادی اجابت نمودم و من خواهش تو را درباره چوب سرو آزاد وچوب صنوبر بجا خواهم آورد. bible_en_fa And God gave Solomon wisdom and understanding exceeding much, and largeness of heart, even as the sand that is on the sea shore. خادمان من آنهارا از لبنان به دریا فرود خواهند‌آورد و من آنها رابستنه خواهم ساخت در دریا، تا مکانی که برای من معین کنی و آنها را در آنجا از هم باز خواهم کرد تا آنها را ببری و اما تو درباره دادن آذوقه به خانه من اراده مرا به‌جا خواهی آورد.» bible_en_fa And Solomon's wisdom excelled the wisdom of all the children of the east country, and all the wisdom of Egypt. پس حیرام چوبهای سرو آزاد و چوبهای صنوبر را موافق تمامی اراده‌اش به سلیمان داد. bible_en_fa For he was wiser than all men; than Ethan the Ezrahite, and Heman, and Chalcol, and Darda, the sons of Mahol: and his fame was in all nations round about. وسلیمان بیست هزار کر گندم و بیست هزار کرروغن صاف به حیرام به جهت قوت خانه‌اش داد، و سلیمان هرساله اینقدر به حیرام می‌داد. bible_en_fa And he spake three thousand proverbs: and his songs were a thousand and five. وخداوند سلیمان را به نوعی که به او وعده داده بود، حکمت بخشید و در میان حیرام و سلیمان صلح بود و با یکدیگر عهد بستند. bible_en_fa And he spake of trees, from the cedar tree that is in Lebanon even unto the hyssop that springeth out of the wall: he spake also of beasts, and of fowl, and of creeping things, and of fishes. و سلیمان پادشاه از تمامی اسرائیل سخره گرفت و آن سخره سی هزار نفر بود. bible_en_fa And there came of all people to hear the wisdom of Solomon, from all kings of the earth, which had heard of his wisdom. و از ایشان ده هزار نفر، هر ماهی به نوبت به لبنان می‌فرستاد. یک ماه در لبنان و دو ماه در خانه خویش می‌ماندند. و ادونیرام رئیس سخره بود. bible_en_fa And Hiram king of Tyre sent his servants unto Solomon; for he had heard that they had anointed him king in the room of his father: for Hiram was ever a lover of David. وسلیمان را هفتاد هزار مرد باربردار و هشتاد هزارنفر چوب بر در کوه بود. bible_en_fa And Solomon sent to Hiram, saying, سوای سروران گماشتگان سلیمان که ناظر کار بود، یعنی سه هزارو سیصد نفر که بر عاملان کار ضابط بودند. bible_en_fa Thou knowest how that David my father could not build an house unto the name of the LORD his God for the wars which were about him on every side, until the LORD put them under the soles of his feet. وپادشاه امر فرمود تا سنگهای بزرگ و سنگهای گرانبها و سنگهای تراشیده شده به جهت بنای خانه کندند.و بنایان سلیمان و بنایان حیرام وجبلیان آنها را تراشیدند، پس چوبها و سنگها را به جهت بنای خانه مهیا ساختند. bible_en_fa But now the LORD my God hath given me rest on every side, so that there is neither adversary nor evil occurrent. و بنایان سلیمان و بنایان حیرام وجبلیان آنها را تراشیدند، پس چوبها و سنگها را به جهت بنای خانه مهیا ساختند. bible_en_fa And, behold, I purpose to build an house unto the name of the LORD my God, as the LORD spake unto David my father, saying, Thy son, whom I will set upon thy throne in thy room, he shall build an house unto my name. و واقع شد در سال چهارصد و هشتاد ازخروج بنی‌اسرائیل از زمین مصر در ماه زیوکه ماه دوم از سال چهارم سلطنت سلیمان براسرائیل بود که بنای خانه خداوند را شروع کرد. bible_en_fa Now therefore command thou that they hew me cedar trees out of Lebanon; and my servants shall be with thy servants: and unto thee will I give hire for thy servants according to all that thou shalt appoint: for thou knowest that there is not among us any that can skill to hew timber like unto the Sidonians. و خانه خداوند که سلیمان پادشاه بنا نمودطولش شصت ذراع و عرضش بیست و بلندیش سی ذراع بود. bible_en_fa And it came to pass, when Hiram heard the words of Solomon, that he rejoiced greatly, and said, Blessed be the LORD this day, which hath given unto David a wise son over this great people. و رواق پیش هیکل خانه موافق عرض خانه، طولش بیست ذراع و عرضش روبروی خانه ده ذراع بود. bible_en_fa And Hiram sent to Solomon, saying, I have considered the things which thou sentest to me for: and I will do all thy desire concerning timber of cedar, and concerning timber of fir. و برای خانه پنجره های مشبک ساخت. bible_en_fa My servants shall bring them down from Lebanon unto the sea: and I will convey them by sea in floats unto the place that thou shalt appoint me, and will cause them to be discharged there, and thou shalt receive them: and thou shalt accomplish my desire, in giving food for my household. و بر دیوار خانه به هر طرفش طبقه‌ها بنا کرد، یعنی به هر طرف دیوارهای خانه هم بر هیکل و هم بر محراب و به هر طرفش غرفه‌ها ساخت. bible_en_fa So Hiram gave Solomon cedar trees and fir trees according to all his desire. و طبقه تحتانی عرضش پنج ذراع و طبقه وسطی عرضش شش ذراع و طبقه سومی عرضش هفت ذراع بود زیراکه به هر طرف خانه از خارج پشته‌ها گذاشت تاتیرها در دیوار خانه متمکن نشود. bible_en_fa And Solomon gave Hiram twenty thousand measures of wheat for food to his household, and twenty measures of pure oil: thus gave Solomon to Hiram year by year. و چون خانه بنا می‌شد از سنگهایی که در معدن مهیا شده بود، بنا شد به طوری که در وقت بنا نمودن خانه نه چکش و نه تبر و نه هیچ آلات آهنی مسموع شد. bible_en_fa And the LORD gave Solomon wisdom, as he promised him: and there was peace between Hiram and Solomon; and they two made a league together. و در غرفه های وسطی در جانب راست خانه بود و به طبقه وسطی و از طبقه وسطی تا طبقه سومی از پله های پیچاپیچ بالا می‌رفتند. bible_en_fa And king Solomon raised a levy out of all Israel; and the levy was thirty thousand men. و خانه را بنا کرده، آن را به اتمام رسانید و خانه را با تیرهاو تخته های چوب سرو آزاد پوشانید. bible_en_fa And he sent them to Lebanon ten thousand a month by courses: a month they were in Lebanon, and two months at home: and Adoniram was over the levy. و برتمامی خانه طبقه‌ها را بنا نمود که بلندی هر یک از آنها پنج ذراع بود و با تیرهای سرو آزاد در خانه متمکن شد. bible_en_fa And Solomon had threescore and ten thousand that bare burdens, and fourscore thousand hewers in the mountains; و کلام خداوند بر سلیمان نازل شده، گفت: bible_en_fa Beside the chief of Solomon's officers which were over the work, three thousand and three hundred, which ruled over the people that wrought in the work. «این خانه‌ای که تو بنا می‌کنی اگر در فرایض من سلوک نموده، احکام مرا به‌جا آوری و جمیع اوامر مرا نگاه داشته، در آنها رفتار نمایی، آنگاه سخنان خود را که با پدرت، داود، گفته‌ام با تواستوار خواهم گردانید. bible_en_fa And the king commanded, and they brought great stones, costly stones, and hewed stones, to lay the foundation of the house. و در میان بنی‌اسرائیل ساکن شده، قوم خود اسرائیل را ترک نخواهم نمود.» bible_en_fa And Solomon's builders and Hiram's builders did hew them, and the stonesquarers: so they prepared timber and stones to build the house. پس سلیمان خانه را بنا نموده، آن را به اتمام رسانید. bible_en_fa And it came to pass in the four hundred and eightieth year after the children of Israel were come out of the land of Egypt, in the fourth year of Solomon's reign over Israel, in the month Zif, which is the second month, that he began to build the house of the LORD. و اندرون دیوارهای خانه را به تخته های سرو آزاد بنا کرد، یعنی از زمین خانه تادیوار متصل به سقف را از اندرون با چوب پوشانید و زمین خانه را به تخته های صنوبر فرش کرد. bible_en_fa And the house which king Solomon built for the LORD, the length thereof was threescore cubits, and the breadth thereof twenty cubits, and the height thereof thirty cubits. و از پشت خانه بیست ذراع با تخته های سرو آزاد از زمین تا سر دیوارها بنا کرد و آنها رادر اندرون به جهت محراب، یعنی به جهت قدس‌الاقداس بنا نمود. bible_en_fa And the porch before the temple of the house, twenty cubits was the length thereof, according to the breadth of the house; and ten cubits was the breadth thereof before the house. و خانه، یعنی هیکل پیش روی محراب چهل ذراع بود. bible_en_fa And for the house he made windows of narrow lights. و دراندرون خانه چوب سرو آزاد منبت به شکل کدوها و بسته های گل بود چنانکه همه‌اش سروآزاد بود و هیچ سنگ پیدا نشد. bible_en_fa And against the wall of the house he built chambers round about, against the walls of the house round about, both of the temple and of the oracle: and he made chambers round about: و در اندرون خانه، محراب را ساخت تا تابوت عهد خداوند رادر آن بگذارد. bible_en_fa The nethermost chamber was five cubits broad, and the middle was six cubits broad, and the third was seven cubits broad: for without in the wall of the house he made narrowed rests round about, that the beams should not be fastened in the walls of the house. و اما داخل محراب طولش بیست ذراع و عرضش بیست ذراع و بلندیش بیست ذراع بود و آن را به زر خالص پوشانید ومذبح را با چوب سرو آزاد پوشانید. bible_en_fa And the house, when it was in building, was built of stone made ready before it was brought thither: so that there was neither hammer nor axe nor any tool of iron heard in the house, while it was in building. پس سلیمان داخل خانه را به زر خالص پوشانید وپیش روی محراب زنجیرهای طلا کشید و آن رابه طلا پوشانید. bible_en_fa The door for the middle chamber was in the right side of the house: and they went up with winding stairs into the middle chamber, and out of the middle into the third. و تمامی خانه را به طلاپوشانید تا همگی خانه تمام شد و تمامی مذبح راکه پیش روی محراب بود، به طلا پوشانید. bible_en_fa So he built the house, and finished it; and covered the house with beams and boards of cedar. و در محراب دو کروبی از چوب زیتون ساخت که قد هر یک از آنها ده ذراع بود. bible_en_fa And then he built chambers against all the house, five cubits high: and they rested on the house with timber of cedar. و بال یک کروبی پنج ذراع و بال کروبی دیگر پنج ذراع بود و از سر یک بال تا به‌سر بال دیگر ده ذراع بود. bible_en_fa And the word of the LORD came to Solomon, saying, و کروبی دوم ده ذراع بود که هر دو کروبی رایک اندازه و یک شکل بود. bible_en_fa Concerning this house which thou art in building, if thou wilt walk in my statutes, and execute my judgments, and keep all my commandments to walk in them; then will I perform my word with thee, which I spake unto David thy father: بلندی کروبی اول ده ذراع بود و همچنین کروبی دیگر. bible_en_fa And I will dwell among the children of Israel, and will not forsake my people Israel. و کروبیان را در اندرون خانه گذاشت و بالهای کروبیان پهن شد به طوری که بال یک کروبی به دیوار می‌رسیدو بال کروبی دیگر به دیوار دیگر می‌رسید و درمیان خانه بالهای آنها با یکدیگر برمی خورد. bible_en_fa So Solomon built the house, and finished it. وکروبیان را به طلا پوشانید. bible_en_fa And he built the walls of the house within with boards of cedar, both the floor of the house, and the walls of the cieling: and he covered them on the inside with wood, and covered the floor of the house with planks of fir. و بر تمامی دیوارهای خانه، به هر طرف نقشهای تراشیده شده کروبیان و درختان خرما وبسته های گل در اندرون و بیرون کند. bible_en_fa And he built twenty cubits on the sides of the house, both the floor and the walls with boards of cedar: he even built them for it within, even for the oracle, even for the most holy place. وزمین خانه را از اندرون و بیرون به طلاپوشانید. bible_en_fa And the house, that is, the temple before it, was forty cubits long. و به جهت در محراب دو لنگه از چوب زیتون، و آستانه و باهوهای آن را به اندازه پنج یک دیوار ساخت. bible_en_fa And the cedar of the house within was carved with knops and open flowers: all was cedar; there was no stone seen. پس آن دو لنگه از چوب زیتون بود و بر آنها نقشهای کروبیان و درختان خرما و بسته های گل کند و به طلا پوشانید. وکروبیان و درختان خرما را به طلا پوشانید. bible_en_fa And the oracle he prepared in the house within, to set there the ark of the covenant of the LORD. و همچنین به جهت در هیکل باهوهای چوب زیتون به اندازه چهار یک دیوار ساخت. bible_en_fa And the oracle in the forepart was twenty cubits in length, and twenty cubits in breadth, and twenty cubits in the height thereof: and he overlaid it with pure gold; and so covered the altar which was of cedar. و دو لنگه این در از چوب صنوبر بود و دو تخته لنگه اول تا می‌شد و دو تخته لنگه دوم تا می‌شد. bible_en_fa So Solomon overlaid the house within with pure gold: and he made a partition by the chains of gold before the oracle; and he overlaid it with gold. و بر آنها کروبیان و درختان خرما و بسته های گل کند و آنها را به طلایی که موافق نقشها ساخته بود، پوشانید. bible_en_fa And the whole house he overlaid with gold, until he had finished all the house: also the whole altar that was by the oracle he overlaid with gold. و صحن اندرون را از سه صف سنگهای تراشیده، و یک صف تیرهای سرو آزادبنا نمود. bible_en_fa And within the oracle he made two cherubims of olive tree, each ten cubits high. و بنیاد خانه خداوند در ماه زیو از سال چهارم سلطنت نهاده شد.و در سال یازدهم درماه بول که ماه هشتم باشد، خانه با تمامی متعلقاتش بر وفق تمامی قانون هایش تمام شد. پس آن را در هفت سال بنا نمود. bible_en_fa And five cubits was the one wing of the cherub, and five cubits the other wing of the cherub: from the uttermost part of the one wing unto the uttermost part of the other were ten cubits. و در سال یازدهم درماه بول که ماه هشتم باشد، خانه با تمامی متعلقاتش بر وفق تمامی قانون هایش تمام شد. پس آن را در هفت سال بنا نمود. bible_en_fa And the other cherub was ten cubits: both the cherubims were of one measure and one size. اما خانه خودش را سلیمان در مدت سیزده سال بنا نموده، تمامی خانه خویش را به اتمام رسانید. bible_en_fa The height of the one cherub was ten cubits, and so was it of the other cherub. و خانه جنگل لبنان را بنا نمود که طولش صد ذراع و عرضش پنجاه ذراع و بلندیش سی ذراع بود و آن را بر چهار صف تیرهای سروآزاد بنا کرد و بر آن ستونها، تیرهای سرو آزادگذاشت. bible_en_fa And he set the cherubims within the inner house: and they stretched forth the wings of the cherubims, so that the wing of the one touched the one wall, and the wing of the other cherub touched the other wall; and their wings touched one another in the midst of the house. و آن بر زبر چهل و پنج غرفه که بالای ستونهابود به‌سرو آزاد پوشانیده شد که در هر صف پانزده بود. bible_en_fa And he overlaid the cherubims with gold. و سه صف تخته پوش بود و پنجره مقابل پنجره در سه طبقه بود. bible_en_fa And he carved all the walls of the house round about with carved figures of cherubims and palm trees and open flowers, within and without. و جمیع درها وباهوها مربع و تخته پوش بود و پنجره مقابل پنجره در سه طبقه بود. bible_en_fa And the floor of the house he overlaid with gold, within and without. و رواقی از ستونها ساخت که طولش پنجاه ذراع و عرضش سی ذراع بود و رواقی پیش آنها. bible_en_fa And for the entering of the oracle he made doors of olive tree: the lintel and side posts were a fifth part of the wall. و ستونها و آستانه پیش آنها و رواقی به جهت کرسی خود، یعنی رواق داوری که در آن حکم نماید، ساخت و آن را به‌سرو آزاد از زمین تاسقف پوشانید. bible_en_fa The two doors also were of olive tree; and he carved upon them carvings of cherubims and palm trees and open flowers, and overlaid them with gold, and spread gold upon the cherubims, and upon the palm trees. و خانه‌اش که در آن ساکن شود در صحن دیگر در اندرون رواق به همین ترکیب ساخته شد. و برای دختر فرعون که سلیمان او را به زنی گرفته بود، خانه‌ای مثل این‌رواق ساخت. bible_en_fa So also made he for the door of the temple posts of olive tree, a fourth part of the wall. همه این عمارات از سنگهای گرانبهایی که به اندازه تراشیده و از اندرون و بیرون با اره‌ها بریده شده بود از بنیاد تا به‌سر دیوار و از بیرون تا صحن بزرگ بود. bible_en_fa And the two doors were of fir tree: the two leaves of the one door were folding, and the two leaves of the other door were folding. و بنیاد از سنگهای گرانبها وسنگهای بزرگ، یعنی سنگهای ده ذراعی و سنگهای هشت ذراعی بود. bible_en_fa And he carved thereon cherubims and palm trees and open flowers: and covered them with gold fitted upon the carved work. و بالای آنهاسنگهای گرانبها که به اندازه تراشیده شده، وچوبهای سرو آزاد بود. bible_en_fa And he built the inner court with three rows of hewed stone, and a row of cedar beams. و گرداگرد صحن بزرگ سه صف سنگهای تراشیده و یک صف تیرهای سرو آزاد بود و صحن اندرون خانه خداوند ورواق خانه همچنین بود. bible_en_fa In the fourth year was the foundation of the house of the LORD laid, in the month Zif: و سلیمان پادشاه فرستاده، حیرام را از صورآورد. bible_en_fa And in the eleventh year, in the month Bul, which is the eighth month, was the house finished throughout all the parts thereof, and according to all the fashion of it. So was he seven years in building it. و او پسر بیوه‌زنی از سبط نفتالی بود وپدرش مردی از اهل صور و مسگر بود و او پر ازحکمت و مهارت و فهم برای کردن هر صنعت مسگری بود. پس نزد سلیمان پادشاه آمده، تمامی کارهایش را به انجام رسانید. bible_en_fa But Solomon was building his own house thirteen years, and he finished all his house. و دو ستون برنج ریخت که طول هر ستون هجده ذراع بود و ریسمانی دوازده ذراع ستون دوم را احاطه داشت. bible_en_fa He built also the house of the forest of Lebanon; the length thereof was an hundred cubits, and the breadth thereof fifty cubits, and the height thereof thirty cubits, upon four rows of cedar pillars, with cedar beams upon the pillars. و دو تاج از برنج ریخته شده ساخت تا آنها را بر سر ستونها بگذارد که طول یک تاج پنج ذراع و طول تاج دیگر پنج ذراع بود. bible_en_fa And it was covered with cedar above upon the beams, that lay on forty five pillars, fifteen in a row. و شبکه های شبکه کاری و رشته های زنجیر کاری بود به جهت تاجهایی که بر سرستونها بود، یعنی هفت برای تاج اول و هفت برای تاج دوم. bible_en_fa And there were windows in three rows, and light was against light in three ranks. پس ستونها را ساخت و گرداگرد یک شبکه کاری دو صف بود تا تاجهایی را که بر سرانارها بود بپوشاند. و به جهت تاج دیگر همچنین ساخت. bible_en_fa And all the doors and posts were square, with the windows: and light was against light in three ranks. و تاجهایی که بر سر ستونهایی که دررواق بود، از سوسنکاری به مقدار چهار ذراع بود. bible_en_fa And he made a porch of pillars; the length thereof was fifty cubits, and the breadth thereof thirty cubits: and the porch was before them: and the other pillars and the thick beam were before them. و تاجها از طرف بالا نیز بر سر آن دو ستون بودنزد بطنی که به‌جانب شبکه بود، و انارها در صفهاگرداگرد تاج دیگر دویست بود. bible_en_fa Then he made a porch for the throne where he might judge, even the porch of judgment: and it was covered with cedar from one side of the floor to the other. و ستونها را دررواق هیکل برپا نمود و ستون راست را برپانموده، آن را یاکین نام نهاد. پس ستون چپ را برپا نموده، آن را بوعز نامید. bible_en_fa And his house where he dwelt had another court within the porch, which was of the like work. Solomon made also an house for Pharaoh's daughter, whom he had taken to wife, like unto this porch. و بر سر ستونهاسوسنکاری بود. پس کار ستونها تمام شد. bible_en_fa All these were of costly stones, according to the measures of hewed stones, sawed with saws, within and without, even from the foundation unto the coping, and so on the outside toward the great court. و دریاچه ریخته شده را ساخت که از لب تالبش ده ذراع بود و از هر طرف مدور بود، وبلندیش پنج ذراع و ریسمانی سی ذراعی آن راگرداگرد احاطه داشت. bible_en_fa And the foundation was of costly stones, even great stones, stones of ten cubits, and stones of eight cubits. و زیر لب آن از هرطرف کدوها بود که آن را احاطه می‌داشت برای هر ذراع ده، و آنها دریاچه را از هر جانب احاطه داشت و آن کدوها در دو صف بود و در حین ریخته شدن آن، ریخته شده بود. bible_en_fa And above were costly stones, after the measures of hewed stones, and cedars. و آن بردوازده گاو قایم بود که روی سه از آنها به سوی شمال بود و روی سه به سوی مغرب و روی سه به سوی جنوب و روی سه به سوی مشرق بود، ودریاچه بر فوق آنها بود و همه موخرهای آنها به طرف اندرون بود. bible_en_fa And the great court round about was with three rows of hewed stones, and a row of cedar beams, both for the inner court of the house of the LORD, and for the porch of the house. و حجم آن یک وجب بود ولبش مثل لب کاسه مانند گل سوسن ساخته شده بود که گنجایش آن دو هزار بت می‌داشت. bible_en_fa And king Solomon sent and fetched Hiram out of Tyre. و ده پایه‌اش را از برنج ساخت که طول هرپایه چهار ذراع بود و عرضش چهار ذراع وبلندیش سه ذراع بود. bible_en_fa He was a widow's son of the tribe of Naphtali, and his father was a man of Tyre, a worker in brass: and he was filled with wisdom, and understanding, and cunning to work all works in brass. And he came to king Solomon, and wrought all his work. و صنعت پایه‌ها اینطوربود که حاشیه‌ها داشت و حاشیه‌ها در میان زبانه هابود. bible_en_fa For he cast two pillars of brass, of eighteen cubits high apiece: and a line of twelve cubits did compass either of them about. و بر آن حاشیه‌ها که درون زبانه‌ها بودشیران و گاوان و کروبیان بودند و همچنین برزبانه‌ها به طرف بالا بود. و زیر شیران و گاوان بسته های گل کاری آویزان بود. bible_en_fa And he made two chapiters of molten brass, to set upon the tops of the pillars: the height of the one chapiter was five cubits, and the height of the other chapiter was five cubits: و هر پایه چهارچرخ برنجین با میله های برنجین داشت و چهارپایه آن را دوشها بود و آن دوشها زیر حوض ریخته شده بود و بسته‌ها به‌جانب هریک طرف ازآنها بود. bible_en_fa And nets of checker work, and wreaths of chain work, for the chapiters which were upon the top of the pillars; seven for the one chapiter, and seven for the other chapiter. و دهنش در میان تاج و فوق آن یک ذراع بود و دهنش مثل کار پایه مدور و یک ذراع ونیم بود. و بر دهنش نیز نقشها بود و حاشیه های آنها مربع بود نه مدور. bible_en_fa And he made the pillars, and two rows round about upon the one network, to cover the chapiters that were upon the top, with pomegranates: and so did he for the other chapiter. و چهار چرخ زیر حاشیه‌ها بود و تیره های چرخها در پایه بود وبلندی هر چرخ یک ذراع و نیم بود. bible_en_fa And the chapiters that were upon the top of the pillars were of lily work in the porch, four cubits. و کارچرخها مثل کار چرخهای ارابه بود و تیره‌ها وفلکه‌ها و پره‌ها و قبه های آنها همه ریخته شده بود. bible_en_fa And the chapiters upon the two pillars had pomegranates also above, over against the belly which was by the network: and the pomegranates were two hundred in rows round about upon the other chapiter. و چهار دوش بر چهار گوشه هر پایه بود ودوشهای پایه از خودش بود. bible_en_fa And he set up the pillars in the porch of the temple: and he set up the right pillar, and called the name thereof Jachin: and he set up the left pillar, and he called the name thereof Boaz. و در سر پایه، دایره‌ای مدور به بلندی نیم ذراع بود و بر سر پایه، تیرهایش و حاشیه هایش از خودش بود. bible_en_fa And upon the top of the pillars was lily work: so was the work of the pillars finished. و برلوحه های تیره‌ها و بر حاشیه هایش، کروبیان وشیران و درختان خرما را به مقدار هریک نقش کرد و بسته‌ها گرداگردش بود. bible_en_fa And he made a molten sea, ten cubits from the one brim to the other: it was round all about, and his height was five cubits: and a line of thirty cubits did compass it round about. به این طور آن ده پایه را ساخت که همه آنها را یک ریخت و یک پیمایش و یک شکل بود. bible_en_fa And under the brim of it round about there were knops compassing it, ten in a cubit, compassing the sea round about: the knops were cast in two rows, when it was cast. و ده حوض برنجین ساخت که هر حوض گنجایش چهل بت داشت. و هر حوض چهارذراعی بود و بر هر پایه‌ای از آن ده پایه، یک حوض بود. bible_en_fa It stood upon twelve oxen, three looking toward the north, and three looking toward the west, and three looking toward the south, and three looking toward the east: and the sea was set above upon them, and all their hinder parts were inward. و پنج پایه را به‌جانب راست خانه و پنج را به‌جانب چپ خانه گذاشت و دریاچه رابه‌جانب راست خانه به سوی مشرق از طرف جنوب گذاشت. bible_en_fa And it was an hand breadth thick, and the brim thereof was wrought like the brim of a cup, with flowers of lilies: it contained two thousand baths. و حیرام، حوضها و خاک اندازها و کاسه هارا ساخت. پس حیرام تمام کاری که برای سلیمان پادشاه به جهت خانه خداوند می‌کرد به انجام رسانید. bible_en_fa And he made ten bases of brass; four cubits was the length of one base, and four cubits the breadth thereof, and three cubits the height of it. دو ستون و دو پیاله تاجهایی که بر سردو ستون بود و دو شبکه به جهت پوشانیدن دوپیاله تاجهایی که بر سر ستونها بود. bible_en_fa And the work of the bases was on this manner: they had borders, and the borders were between the ledges: وچهارصد انار برای دو شبکه که دو صف انار برای هر شبکه بود به جهت پوشانیدن دو پیاله تاجهایی که بالای ستونها بود، bible_en_fa And on the borders that were between the ledges were lions, oxen, and cherubims: and upon the ledges there was a base above: and beneath the lions and oxen were certain additions made of thin work. و ده پایه و ده حوضی که بر پایه‌ها بود، bible_en_fa And every base had four brasen wheels, and plates of brass: and the four corners thereof had undersetters: under the laver were undersetters molten, at the side of every addition. و یک دریاچه و دوازده گاو زیردریاچه. bible_en_fa And the mouth of it within the chapiter and above was a cubit: but the mouth thereof was round after the work of the base, a cubit and an half: and also upon the mouth of it were gravings with their borders, foursquare, not round. و دیگها و خاک اندازها و کاسه‌ها، یعنی همه این ظروفی که حیرام برای سلیمان پادشاه در خانه خداوند ساخت از برنج صیقلی بود. bible_en_fa And under the borders were four wheels; and the axletrees of the wheels were joined to the base: and the height of a wheel was a cubit and a half a cubit. آنها را پادشاه در صحرای اردن در کل رست که در میان سکوت و صرطان است، ریخت. bible_en_fa And the work of the wheels was like the work of a chariot wheel: their axletrees, and their naves, and their felloes, and their spokes, were all molten. و سلیمان تمامی این ظروف را بی‌وزن واگذاشت زیرا چونکه از حد زیاده بود، وزن برنج دریافت نشد. bible_en_fa And there were four undersetters to the four corners of one base: and the undersetters were of the very base itself. و سلیمان تمامی آلاتی که در خانه خداوندبود ساخت، مذبح را از طلا و میز را که نان تقدمه بر آن بود از طلا. bible_en_fa And in the top of the base was there a round compass of half a cubit high: and on the top of the base the ledges thereof and the borders thereof were of the same. و شمعدانها را که پنج از آنهابه طرف راست و پنج به طرف چپ روبروی محراب بود، از طلای خالص و گلها و چراغها وانبرها را از طلا، bible_en_fa For on the plates of the ledges thereof, and on the borders thereof, he graved cherubims, lions, and palm trees, according to the proportion of every one, and additions round about. و طاسها و گلگیرها و کاسه‌ها وقاشقها و مجمرها را از طلای خالص و پاشنه‌ها راهم به جهت درهای خانه اندرونی، یعنی به جهت قدس‌الاقداس و هم به جهت درهای خانه، یعنی هیکل، از طلا ساخت.پس تمامی کاری که سلیمان پادشاه برای خانه خداوند ساخت تمام شد و سلیمان چیزهایی را که پدرش داود وقف کرده بود، ازنقره و طلا و آلات درآورده، در خزینه های خانه خداوند گذاشت. bible_en_fa After this manner he made the ten bases: all of them had one casting, one measure, and one size. پس تمامی کاری که سلیمان پادشاه برای خانه خداوند ساخت تمام شد و سلیمان چیزهایی را که پدرش داود وقف کرده بود، ازنقره و طلا و آلات درآورده، در خزینه های خانه خداوند گذاشت. bible_en_fa Then made he ten lavers of brass: one laver contained forty baths: and every laver was four cubits: and upon every one of the ten bases one laver. آنگاه سلیمان، مشایخ اسرائیل و جمیع روسای اسباط و سروران خانه های آبای بنی‌اسرائیل را نزد سلیمان پادشاه در اورشلیم جمع کرد تا تابوت عهد خداوند را از شهر داودکه صهیون باشد، برآورند. bible_en_fa And he put five bases on the right side of the house, and five on the left side of the house: and he set the sea on the right side of the house eastward over against the south. و جمیع مردان اسرائیل در ماه ایتانیم که ماه هفتم است در عیدنزد سلیمان پادشاه جمع شدند. bible_en_fa And Hiram made the lavers, and the shovels, and the basons. So Hiram made an end of doing all the work that he made king Solomon for the house of the LORD: و جمیع مشایخ اسرائیل آمدند و کاهنان تابوت را برداشتند. bible_en_fa The two pillars, and the two bowls of the chapiters that were on the top of the two pillars; and the two networks, to cover the two bowls of the chapiters which were upon the top of the pillars; وتابوت خداوند و خیمه اجتماع و همه آلات مقدس را که در خیمه بود آوردند و کاهنان ولاویان آنها را برآوردند. bible_en_fa And four hundred pomegranates for the two networks, even two rows of pomegranates for one network, to cover the two bowls of the chapiters that were upon the pillars; و سلیمان پادشاه وتمامی جماعت اسرائیل که نزد وی جمع شده بودند، پیش روی تابوت همراه وی ایستادند، واینقدر گوسفند و گاو را ذبح کردند که به شمار وحساب نمی آمد. bible_en_fa And the ten bases, and ten lavers on the bases; و کاهنان تابوت عهد خداوندرا به مکانش در محراب خانه، یعنی درقدس‌الاقداس زیر بالهای کروبیان درآوردند. bible_en_fa And one sea, and twelve oxen under the sea; زیرا کروبیان بالهای خود را بر مکان تابوت پهن می‌کردند و کروبیان تابوت و عصاهایش را از بالامی پوشانیدند. bible_en_fa And the pots, and the shovels, and the basons: and all these vessels, which Hiram made to king Solomon for the house of the LORD, were of bright brass. و عصاها اینقدر دراز بود که سرهای عصاها از قدسی که پیش محراب بود، دیده می‌شد اما از بیرون دیده نمی شد و تا امروزدر آنجا هست. bible_en_fa In the plain of Jordan did the king cast them, in the clay ground between Succoth and Zarthan. و در تابوت چیزی نبود سوای آن دو لوح سنگ که موسی در حوریب در آن گذاشت، وقتی که خداوند با بنی‌اسرائیل در حین بیرون آمدن ایشان از زمین مصر عهد بست. bible_en_fa And Solomon left all the vessels unweighed, because they were exceeding many: neither was the weight of the brass found out. وواقع شد که چون کاهنان از قدس بیرون آمدند ابر، خانه خداوند را پر ساخت. bible_en_fa And Solomon made all the vessels that pertained unto the house of the LORD: the altar of gold, and the table of gold, whereupon the shewbread was, و کاهنان به‌سبب ابر نتوانستند به جهت خدمت بایستند، زیرا که جلال یهوه، خانه خداوند را پر کرده بود. bible_en_fa And the candlesticks of pure gold, five on the right side, and five on the left, before the oracle, with the flowers, and the lamps, and the tongs of gold, آنگاه سلیمان گفت: «خداوند گفته است که در تاریکی غلیظ ساکن می‌شوم. bible_en_fa And the bowls, and the snuffers, and the basons, and the spoons, and the censers of pure gold; and the hinges of gold, both for the doors of the inner house, the most holy place, and for the doors of the house, to wit, of the temple. فی الواقع خانه‌ای برای سکونت تو و مکانی را که در آن تا به ابد ساکن شوی بنا نموده‌ام.» bible_en_fa So was ended all the work that king Solomon made for the house of the LORD. And Solomon brought in the things which David his father had dedicated; even the silver, and the gold, and the vessels, did he put among the treasures of the house of the LORD. و پادشاه روی خود را برگردانیده، تمامی جماعت اسرائیل را برکت داد و تمامی جماعت اسرائیل بایستادند. bible_en_fa Then Solomon assembled the elders of Israel, and all the heads of the tribes, the chief of the fathers of the children of Israel, unto king Solomon in Jerusalem, that they might bring up the ark of the covenant of the LORD out of the city of David, which is Zion. پس گفت: «یهوه خدای اسرائیل متبارک باد که به دهان خود به پدر من داود وعده داده، و به‌دست خود آن را به‌جاآورده، گفت: bible_en_fa And all the men of Israel assembled themselves unto king Solomon at the feast in the month Ethanim, which is the seventh month. از روزی که قوم خود اسرائیل رااز مصر برآوردم، شهری از جمیع اسباط اسرائیل برنگزیدم تا خانه‌ای بنا نمایم که اسم من در آن باشد، اما داود را برگزیدم تا پیشوای قوم من اسرائیل بشود. bible_en_fa And all the elders of Israel came, and the priests took up the ark. و در دل پدرم، داود بود که خانه‌ای برای اسم یهوه، خدای اسرائیل، بنانماید. bible_en_fa And they brought up the ark of the LORD, and the tabernacle of the congregation, and all the holy vessels that were in the tabernacle, even those did the priests and the Levites bring up. اما خداوند به پدرم داود گفت: چون دردل تو بود که خانه‌ای برای اسم من بنا نمایی، نیکوکردی که این را در دل خود نهادی. bible_en_fa And king Solomon, and all the congregation of Israel, that were assembled unto him, were with him before the ark, sacrificing sheep and oxen, that could not be told nor numbered for multitude. لیکن توخانه را بنا نخواهی نمود بلکه پسر تو که از صلب تو بیرون آید، او خانه را برای اسم من بنا خواهدکرد. bible_en_fa And the priests brought in the ark of the covenant of the LORD unto his place, into the oracle of the house, to the most holy place, even under the wings of the cherubims. پس خداوند کلامی را که گفته بود ثابت گردانید، و من به‌جای پدر خود داود برخاسته، وبر وفق آنچه خداوند گفته بود بر کرسی اسرائیل نشسته‌ام، و خانه را به اسم یهوه، خدای اسرائیل، بنا کرده‌ام. bible_en_fa For the cherubims spread forth their two wings over the place of the ark, and the cherubims covered the ark and the staves thereof above. و در آن، مکانی مقرر کرده‌ام برای تابوتی که عهد خداوند در آن است که آن را باپدران ما حین بیرون آوردن ایشان از مصر بسته بود.» bible_en_fa And they drew out the staves, that the ends of the staves were seen out in the holy place before the oracle, and they were not seen without: and there they are unto this day. و سلیمان پیش مذبح خداوند به حضورتمامی جماعت اسرائیل ایستاده، دستهای خودرا به سوی آسمان برافراشت bible_en_fa There was nothing in the ark save the two tables of stone, which Moses put there at Horeb, when the LORD made a covenant with the children of Israel, when they came out of the land of Egypt. و گفت: «ای یهوه، خدای اسرائیل، خدایی مثل تو نه بالا درآسمان و نه پایین بر زمین هست که با بندگان خودکه به حضور تو به تمامی دل خویش سلوک می‌نمایند، عهد و رحمت را نگاه می‌داری. bible_en_fa And it came to pass, when the priests were come out of the holy place, that the cloud filled the house of the LORD, وآن وعده‌ای که به بنده خود، پدرم داود داده‌ای، نگاه داشته‌ای زیرا به دهان خود وعده دادی و به‌دست خود آن را وفا نمودی چنانکه امروز شده است. bible_en_fa So that the priests could not stand to minister because of the cloud: for the glory of the LORD had filled the house of the LORD. پس الان‌ای یهوه، خدای اسرائیل، بابنده خود، پدرم داود، آن وعده‌ای را نگاه دار که به او داده و گفته‌ای کسی‌که بر کرسی اسرائیل بنشیند برای تو به حضور من منقطع نخواهد شد، به شرطی که پسرانت طریق های خود را نگاه داشته، به حضور من سلوک نمایند چنانکه تو به حضورم رفتار نمودی. bible_en_fa Then spake Solomon, The LORD said that he would dwell in thick darkness. و الان‌ای خدای اسرائیل تمنا اینکه کلامی که به بنده خود، پدرم داود گفته‌ای، ثابت بشود. bible_en_fa I have surely built thee an house to dwell in, a settled place for thee to abide in for ever. «اما آیا خدا فی الحقیقه بر زمین ساکن خواهد شد؟ اینک فلک و فلک الافلاک تو راگنجایش ندارد تا چه رسد به این خانه‌ای که من بناکرده‌ام. bible_en_fa And the king turned his face about, and blessed all the congregation of Israel: (and all the congregation of Israel stood;) لیکن‌ای یهوه، خدای من، به دعا وتضرع بنده خود توجه نما و استغاثه و دعایی راکه بنده ات امروز به حضور تو می‌کند، بشنو، bible_en_fa And he said, Blessed be the LORD God of Israel, which spake with his mouth unto David my father, and hath with his hand fulfilled it, saying, تاآنکه شب و روز چشمان تو بر این خانه باز شود وبر مکانی که درباره‌اش گفتی که اسم من در آنجاخواهد بود و تا دعایی را که بنده ات به سوی این مکان بنماید، اجابت کنی. bible_en_fa Since the day that I brought forth my people Israel out of Egypt, I chose no city out of all the tribes of Israel to build an house, that my name might be therein; but I chose David to be over my people Israel. و تضرع بنده ات و قوم خود اسرائیل را که به سوی این مکان دعامی نمایند، بشنو و از مکان سکونت خود، یعنی ازآسمان بشنو و چون شنیدی عفو نما. bible_en_fa And it was in the heart of David my father to build an house for the name of the LORD God of Israel. «اگر کسی به همسایه خود گناه ورزد وقسم بر او عرضه شود که بخورد و او آمده پیش مذبح تو در این خانه قسم خورد، bible_en_fa And the LORD said unto David my father, Whereas it was in thine heart to build an house unto my name, thou didst well that it was in thine heart. آنگاه ازآسمان بشنو و عمل نموده، به جهت بندگانت حکم نما و شریران را ملزم ساخته، راه ایشان را به‌سر ایشان برسان و عادلان را عادل شمرده، ایشان را بر‌حسب عدالت ایشان جزا ده. bible_en_fa Nevertheless thou shalt not build the house; but thy son that shall come forth out of thy loins, he shall build the house unto my name. «و هنگامی که قوم تو اسرائیل به‌سبب گناهی که به تو ورزیده باشند به حضور دشمنان خود مغلوب شوند اگر به سوی تو بازگشت نموده، اسم تو را اعتراف نمایند و نزد تو در این خانه دعا و تضرع نمایند، bible_en_fa And the LORD hath performed his word that he spake, and I am risen up in the room of David my father, and sit on the throne of Israel, as the LORD promised, and have built an house for the name of the LORD God of Israel. آنگاه از آسمان بشنوو گناه قوم خود، اسرائیل را بیامرز و ایشان را به زمینی که به پدران ایشان داده‌ای بازآور. bible_en_fa And I have set there a place for the ark, wherein is the covenant of the LORD, which he made with our fathers, when he brought them out of the land of Egypt. «هنگامی که آسمان بسته شود و به‌سبب گناهی که به تو ورزیده باشند باران نبارد، اگر به سوی این مکان دعا کنند و اسم تو را اعتراف نمایند و به‌سبب مصیبتی که به ایشان رسانیده باشی از گناه خویش بازگشت کنند، bible_en_fa And Solomon stood before the altar of the LORD in the presence of all the congregation of Israel, and spread forth his hands toward heaven: آنگاه ازآسمان بشنو و گناه بندگانت و قوم خود اسرائیل را بیامرز و ایشان را به راه نیکو که در آن باید رفت، تعلیم ده و به زمین خود که آن را به قوم خویش برای میراث بخشیده‌ای، باران بفرست. bible_en_fa And he said, LORD God of Israel, there is no God like thee, in heaven above, or on earth beneath, who keepest covenant and mercy with thy servants that walk before thee with all their heart: «اگر در زمین قحطی باشد و اگر وبا یا بادسموم یا یرقان باشد و اگر ملخ یا کرم باشد و اگردشمنان ایشان، ایشان را در شهرهای زمین ایشان محاصره نمایند، هر بلایی یا هر مرضی که بوده باشد، bible_en_fa Who hast kept with thy servant David my father that thou promisedst him: thou spakest also with thy mouth, and hast fulfilled it with thine hand, as it is this day. آنگاه هر دعا و هر استغاثه‌ای که از هرمرد یا از تمامی قوم تو، اسرائیل، کرده شود که هریک از ایشان بلای دل خود را خواهند دانست، و دستهای خود را به سوی این خانه دراز نمایند، bible_en_fa Therefore now, LORD God of Israel, keep with thy servant David my father that thou promisedst him, saying, There shall not fail thee a man in my sight to sit on the throne of Israel; so that thy children take heed to their way, that they walk before me as thou hast walked before me. آنگاه از آسمان که مکان سکونت تو باشد بشنوو بیامرز و عمل نموده، به هر کس که دل او رامی دانی به حسب راههایش جزا بده، زیرا که تو به تنهایی عارف قلوب جمیع بنی آدم هستی. bible_en_fa And now, O God of Israel, let thy word, I pray thee, be verified, which thou spakest unto thy servant David my father. تاآنکه ایشان در تمام روزهایی که به روی زمینی که به پدران ما داده‌ای زنده باشند، از توبترسند. bible_en_fa But will God indeed dwell on the earth? behold, the heaven and heaven of heavens cannot contain thee; how much less this house that I have builded? «و نیز غریبی که از قوم تو، اسرائیل، نباشدو به‌خاطر اسم تو از زمین بعید آمده باشد، bible_en_fa Yet have thou respect unto the prayer of thy servant, and to his supplication, O LORD my God, to hearken unto the cry and to the prayer, which thy servant prayeth before thee to day: زیراکه آوازه اسم عظیمت و دست قویت و بازوی دراز تو را خواهند شنید، پس چون بیاید و به سوی این خانه دعا نماید، bible_en_fa That thine eyes may be open toward this house night and day, even toward the place of which thou hast said, My name shall be there: that thou mayest hearken unto the prayer which thy servant shall make toward this place. آنگاه از آسمان که مکان سکونت توست بشنو و موافق هر‌چه آن غریب از تو استدعا نماید به عمل آور تا جمیع قومهای جهان اسم تو را بشناسند و مثل قوم تو، اسرائیل، از تو بترسند و بدانند که اسم تو بر این خانه‌ای که بنا کرده‌ام، نهاده شده است. bible_en_fa And hearken thou to the supplication of thy servant, and of thy people Israel, when they shall pray toward this place: and hear thou in heaven thy dwelling place: and when thou hearest, forgive. «اگر قوم تو برای مقاتله با دشمنان خود به راهی که ایشان را فرستاده باشی بیرون روند وایشان به سوی شهری که تو برگزیده‌ای و خانه‌ای که به جهت اسم تو بنا کرده‌ام، نزد خداوند دعانمایند، bible_en_fa If any man trespass against his neighbour, and an oath be laid upon him to cause him to swear, and the oath come before thine altar in this house: آنگاه دعا و تضرع ایشان را از آسمان بشنو و حق ایشان را بجا آور. bible_en_fa Then hear thou in heaven, and do, and judge thy servants, condemning the wicked, to bring his way upon his head; and justifying the righteous, to give him according to his righteousness. «و اگر به تو گناه ورزیده باشند زیرا انسانی نیست که گناه نکند و تو بر ایشان غضبناک شده، ایشان را به‌دست دشمنان تسلیم کرده باشی واسیرکنندگان ایشان، ایشان را به زمین دشمنان خواه دور و خواه نزدیک به اسیری ببرند، bible_en_fa When thy people Israel be smitten down before the enemy, because they have sinned against thee, and shall turn again to thee, and confess thy name, and pray, and make supplication unto thee in this house: پس اگر ایشان در زمینی که در آن اسیر باشند به خودآمده، بازگشت نمایند و در زمین اسیری خود نزدتو تضرع نموده، گویند که گناه کرده، و عصیان ورزیده، و شریرانه رفتار نموده‌ایم، bible_en_fa Then hear thou in heaven, and forgive the sin of thy people Israel, and bring them again unto the land which thou gavest unto their fathers. و در زمین دشمنانی که ایشان را به اسیری برده باشند به تمامی دل و به تمامی جان خود به تو بازگشت نمایند، و به سوی زمینی که به پدران ایشان داده‌ای و شهری که برگزیده و خانه‌ای که برای اسم تو بنا کرده‌ام، نزد تو دعا نمایند، bible_en_fa When heaven is shut up, and there is no rain, because they have sinned against thee; if they pray toward this place, and confess thy name, and turn from their sin, when thou afflictest them: آنگاه ازآسمان که مکان سکونت توست، دعا و تضرع ایشان را بشنو و حق ایشان را بجا آور. bible_en_fa Then hear thou in heaven, and forgive the sin of thy servants, and of thy people Israel, that thou teach them the good way wherein they should walk, and give rain upon thy land, which thou hast given to thy people for an inheritance. و قوم خود را که به تو گناه ورزیده باشند، عفو نما وتمامی تقصیرهای ایشان را که به تو ورزیده باشندبیامرز و ایشان را در دل اسیرکنندگان ایشان ترحم عطا فرما تا بر ایشان ترحم نمایند. bible_en_fa If there be in the land famine, if there be pestilence, blasting, mildew, locust, or if there be caterpiller; if their enemy besiege them in the land of their cities; whatsoever plague, whatsoever sickness there be; زیراکه ایشان قوم تو و میراث تو می‌باشند که ازمصر از میان کوره آهن بیرون آوردی. bible_en_fa What prayer and supplication soever be made by any man, or by all thy people Israel, which shall know every man the plague of his own heart, and spread forth his hands toward this house: تاچشمان تو به تضرع بنده ات و به تضرع قوم تواسرائیل گشاده شود و ایشان را در هر‌چه نزدتو دعا نمایند، اجابت نمایی. bible_en_fa Then hear thou in heaven thy dwelling place, and forgive, and do, and give to every man according to his ways, whose heart thou knowest; (for thou, even thou only, knowest the hearts of all the children of men;) زیرا که توایشان را از جمیع قومهای جهان برای ارثیت خویش ممتاز نموده‌ای چنانکه به واسطه بنده خود موسی وعده دادی هنگامی که تو‌ای خداوند یهوه پدران ما را از مصر بیرون آوردی.» bible_en_fa That they may fear thee all the days that they live in the land which thou gavest unto our fathers. و واقع شد که چون سلیمان از گفتن تمامی این دعا و تضرع نزد خداوند فارغ شد، از پیش مذبح خداوند از زانو زدن و دراز نمودن دستهای خود به سوی آسمان برخاست، bible_en_fa Moreover concerning a stranger, that is not of thy people Israel, but cometh out of a far country for thy name's sake; و ایستاده، تمامی جماعت اسرائیل را به آواز بلند برکت دادو گفت: bible_en_fa (For they shall hear of thy great name, and of thy strong hand, and of thy stretched out arm;) when he shall come and pray toward this house; «متبارک باد خداوند که قوم خود، اسرائیل را موافق هر‌چه وعده کرده بود، آرامی داده است زیرا که از تمامی وعده های نیکو که به واسطه بنده خود، موسی داده بود، یک سخن به زمین نیفتاد. bible_en_fa Hear thou in heaven thy dwelling place, and do according to all that the stranger calleth to thee for: that all people of the earth may know thy name, to fear thee, as do thy people Israel; and that they may know that this house, which I have builded, is called by thy name. یهوه خدای ما با ما باشد چنانکه با پدران مامی بود و ما را ترک نکند و رد نماید. bible_en_fa If thy people go out to battle against their enemy, whithersoever thou shalt send them, and shall pray unto the LORD toward the city which thou hast chosen, and toward the house that I have built for thy name: و دلهای مارا به سوی خود مایل بگرداند تا در تمامی طریق هایش سلوک نموده، اوامر و فرایض واحکام او را که به پدران ما امر فرموده بود، نگاه داریم. bible_en_fa Then hear thou in heaven their prayer and their supplication, and maintain their cause. و کلمات این دعایی که نزد خداوندگفته‌ام، شب و روز نزدیک یهوه خدای ما باشد تاحق بنده خود و حق قوم خویش اسرائیل را برحسب اقتضای هر روز بجا آورد. bible_en_fa If they sin against thee, (for there is no man that sinneth not,) and thou be angry with them, and deliver them to the enemy, so that they carry them away captives unto the land of the enemy, far or near; تا تمامی قوم های جهان بدانند که یهوه خداست و دیگری نیست. bible_en_fa Yet if they shall bethink themselves in the land whither they were carried captives, and repent, and make supplication unto thee in the land of them that carried them captives, saying, We have sinned, and have done perversely, we have committed wickedness; پس دل شما با یهوه خدای ما کامل باشد تا در فرایض او سلوک نموده، اوامر او رامثل امروز نگاه دارید.» bible_en_fa And so return unto thee with all their heart, and with all their soul, in the land of their enemies, which led them away captive, and pray unto thee toward their land, which thou gavest unto their fathers, the city which thou hast chosen, and the house which I have built for thy name: پس پادشاه و تمامی اسرائیل با وی به حضور خداوند قربانی‌ها گذرانیدند. bible_en_fa Then hear thou their prayer and their supplication in heaven thy dwelling place, and maintain their cause, و سلیمان به جهت ذبایح سلامتی که برای خداوند گذارنید، بیست و دو هزار گاو و صد و بیست هزار گوسفندذبح نمود و پادشاه و جمیع بنی‌اسرائیل، خانه خداوند را تبریک نمودند. bible_en_fa And forgive thy people that have sinned against thee and all their transgressions wherein they have transgressed against thee, and give them compassion before them who carried them captive, that they may have compassion on them: و در آن روز پادشاه وسط صحن را که پیش خانه خداوند است تقدیس نمود زیرا چونکه مذبح برنجینی که به حضور خداوند بود به جهت گنجایش قربانی های سوختنی و هدایای آردی و پیه قربانی های سلامتی کوچک بود، از آن جهت قربانی های سوختنی و هدایای آردی و پیه ذبایح سلامتی را در آنجا گذرانید. bible_en_fa For they be thy people, and thine inheritance, which thou broughtest forth out of Egypt, from the midst of the furnace of iron: و در آن وقت سلیمان و تمامی اسرائیل باوی عید را نگاه داشتند و آن انجمن بزرگ ازمدخل حمات تا وادی مصر هفت روز و هفت روز یعنی چهارده روز به حضور یهوه، خدای مابودند.و در روز هشتم، قوم را مرخص فرمودو ایشان برای پادشاه برکت خواسته، و با شادمانی و خوشدلی به‌سبب تمامی احسانی که خداوند به بنده خود، داود و به قوم خویش اسرائیل نموده بود، به خیمه های خود رفتند. bible_en_fa That thine eyes may be open unto the supplication of thy servant, and unto the supplication of thy people Israel, to hearken unto them in all that they call for unto thee. و در روز هشتم، قوم را مرخص فرمودو ایشان برای پادشاه برکت خواسته، و با شادمانی و خوشدلی به‌سبب تمامی احسانی که خداوند به بنده خود، داود و به قوم خویش اسرائیل نموده بود، به خیمه های خود رفتند. bible_en_fa For thou didst separate them from among all the people of the earth, to be thine inheritance, as thou spakest by the hand of Moses thy servant, when thou broughtest our fathers out of Egypt, O Lord GOD. و واقع شد که چون سلیمان از بنا نمودن خانه خداوند و خانه پادشاه و از بجا آوردن هر مقصودی که سلیمان خواسته بود، فارغ شد، bible_en_fa And it was so, that when Solomon had made an end of praying all this prayer and supplication unto the LORD, he arose from before the altar of the LORD, from kneeling on his knees with his hands spread up to heaven. خداوند بار دیگر به سلیمان ظاهر شد، چنانکه در جبعون بر وی ظاهر شده بود. bible_en_fa And he stood, and blessed all the congregation of Israel with a loud voice, saying, و خداوند وی را گفت: «دعا و تضرع تو را که به حضور من کردی، اجابت نمودم، و این خانه‌ای را که بنانمودی تا نام من در آن تا به ابد نهاده شود تقدیس نمودم، و چشمان و دل من همیشه اوقات در آن خواهد بود. bible_en_fa Blessed be the LORD, that hath given rest unto his people Israel, according to all that he promised: there hath not failed one word of all his good promise, which he promised by the hand of Moses his servant. پس اگر تو با دل کامل و استقامت به طوری که پدرت داود رفتار نمود به حضور من سلوک نمایی، و هر‌چه تو را امر فرمایم بجا آوری و فرایض و احکام مرا نگاه داری، bible_en_fa The LORD our God be with us, as he was with our fathers: let him not leave us, nor forsake us: آنگاه کرسی سلطنت تو را بر اسرائیل تا به ابد برقرار خواهم گردانید، چنانکه به پدر تو داود وعده دادم و گفتم که از تو کسی‌که بر کرسی اسرائیل بنشیند، مفقودنخواهد شد. bible_en_fa That he may incline our hearts unto him, to walk in all his ways, and to keep his commandments, and his statutes, and his judgments, which he commanded our fathers. «اما اگر شما و پسران شما از متابعت من روگردانیده، اوامر و فرایضی را که به پدران شمادادم نگاه ندارید و رفته، خدایان دیگر را عبادت نموده، آنها را سجده کنید، bible_en_fa And let these my words, wherewith I have made supplication before the LORD, be nigh unto the LORD our God day and night, that he maintain the cause of his servant, and the cause of his people Israel at all times, as the matter shall require: آنگاه اسرائیل را ازروی زمینی که به ایشان دادم منقطع خواهم ساخت، و این خانه را که به جهت اسم خودتقدیس نمودم از حضور خویش دور خواهم‌انداخت، و اسرائیل در میان جمیع قومهاضرب‌المثل و مضحکه خواهد شد. bible_en_fa That all the people of the earth may know that the LORD is God, and that there is none else. و این خانه عبرتی خواهد گردید به طوری که هر‌که نزد آن بگذرد، متحیر شده، صفیر خواهد زد و خواهندگفت: خداوند به این زمین و به این خانه چرا چنین عمل نموده است؟ bible_en_fa Let your heart therefore be perfect with the LORD our God, to walk in his statutes, and to keep his commandments, as at this day. و خواهند گفت: از این جهت که یهوه، خدای خود را که پدران ایشان را از زمین مصر بیرون آورده بود، ترک کردند و به خدایان دیگر متمسک شده، آنها را سجده و عبادت نمودند. لهذا خداوند تمامی این بلا را بر ایشان آورده است.» bible_en_fa And the king, and all Israel with him, offered sacrifice before the LORD. و واقع شد بعد از انقضای بیست سالی که سلیمان این دو خانه، یعنی خانه خداوند و خانه پادشاه را بنا می‌کرد، bible_en_fa And Solomon offered a sacrifice of peace offerings, which he offered unto the LORD, two and twenty thousand oxen, and an hundred and twenty thousand sheep. So the king and all the children of Israel dedicated the house of the LORD. و حیرام، پادشاه صور، سلیمان را به چوب سرو آزاد و چوب صنوبر وطلا موافق هر‌چه خواسته بود اعانت کرده بود، آنگاه سلیمان پادشاه بیست شهر در زمین جلیل به حیرام داد. bible_en_fa The same day did the king hallow the middle of the court that was before the house of the LORD: for there he offered burnt offerings, and meat offerings, and the fat of the peace offerings: because the brasen altar that was before the LORD was too little to receive the burnt offerings, and meat offerings, and the fat of the peace offerings. و حیرام به جهت دیدن شهرهایی که سلیمان به او داده بود، از صور بیرون آمد اماآنها به نظرش پسند نیامد. bible_en_fa And at that time Solomon held a feast, and all Israel with him, a great congregation, from the entering in of Hamath unto the river of Egypt, before the LORD our God, seven days and seven days, even fourteen days. و گفت: «ای برادرم این شهرهایی که به من بخشیده‌ای چیست؟» وآنها را تا امروز زمین کابول نامید. bible_en_fa On the eighth day he sent the people away: and they blessed the king, and went unto their tents joyful and glad of heart for all the goodness that the LORD had done for David his servant, and for Israel his people. و حیرام صد و بیست وزنه طلا برای پادشاه فرستاد. bible_en_fa And it came to pass, when Solomon had finished the building of the house of the LORD, and the king's house, and all Solomon's desire which he was pleased to do, و این است حساب سخره‌ای که سلیمان پادشاه گرفته بود به جهت بنای خانه خداوند وخانه خود و ملو و حصارهای اورشلیم و حاصورو مجدو و جازر. bible_en_fa That the LORD appeared to Solomon the second time, as he had appeared unto him at Gibeon. زیرا که فرعون، پادشاه مصربرآمده، جازر را تسخیر نموده، و آن را به آتش سوزانیده، و کنعانیان را که در شهر ساکن بودندکشته بود، و آن را به دختر خود که زن سلیمان بودبه جهت مهر داده بود. bible_en_fa And the LORD said unto him, I have heard thy prayer and thy supplication, that thou hast made before me: I have hallowed this house, which thou hast built, to put my name there for ever; and mine eyes and mine heart shall be there perpetually. و سلیمان، جازر وبیت حورون تحتانی را بنا کرد. bible_en_fa And if thou wilt walk before me, as David thy father walked, in integrity of heart, and in uprightness, to do according to all that I have commanded thee, and wilt keep my statutes and my judgments: و بعلت و تدمررا در صحرای زمین، bible_en_fa Then I will establish the throne of thy kingdom upon Israel for ever, as I promised to David thy father, saying, There shall not fail thee a man upon the throne of Israel. و جمیع شهرهای مخزنی که سلیمان داشت و شهرهای ارابه‌ها وشهرهای سواران را و هر‌آنچه را که سلیمان میل داشت که در اورشلیم و لبنان و تمامی زمین مملکت خود بنا نماید (بنا نمود). bible_en_fa But if ye shall at all turn from following me, ye or your children, and will not keep my commandments and my statutes which I have set before you, but go and serve other gods, and worship them: و تمامی مردمانی که از اموریان و حتیان و فرزیان و حویان و یبوسیان باقی‌مانده، و از بنی‌اسرائیل نبودند، bible_en_fa Then will I cut off Israel out of the land which I have given them; and this house, which I have hallowed for my name, will I cast out of my sight; and Israel shall be a proverb and a byword among all people: یعنی پسران ایشان که در زمین باقی ماندند بعداز آنانی که بنی‌اسرائیل نتوانستند ایشان را بالکل هلاک سازند، سلیمان ایشان را تا امروزخراج گذار و غلامان ساخت. bible_en_fa And at this house, which is high, every one that passeth by it shall be astonished, and shall hiss; and they shall say, Why hath the LORD done thus unto this land, and to this house? اما ازبنی‌اسرائیل، سلیمان احدی را به غلامی نگرفت، بلکه ایشان مردان جنگی و خدام و سروران وسرداران و روسای ارابه‌ها و سواران او بودند. bible_en_fa And they shall answer, Because they forsook the LORD their God, who brought forth their fathers out of the land of Egypt, and have taken hold upon other gods, and have worshipped them, and served them: therefore hath the LORD brought upon them all this evil. و اینانند ناظران خاصه که بر کارهای سلیمان بودند، پانصد و پنجاه نفر که بر اشخاصی که در کار مشغول می‌بودند، سرکاری داشتند. bible_en_fa And it came to pass at the end of twenty years, when Solomon had built the two houses, the house of the LORD, and the king's house, پس دختر فرعون از شهر داود به خانه خودکه برایش بنا کرده بود، برآمد، و در آن زمان ملو رابنا می‌کرد. bible_en_fa (Now Hiram the king of Tyre had furnished Solomon with cedar trees and fir trees, and with gold, according to all his desire,) that then king Solomon gave Hiram twenty cities in the land of Galilee. و سلیمان هر سال سه مرتبه قربانی های سوختنی و ذبایح سلامتی بر مذبحی که به جهت خداوند بنا کرده بود می‌گذرانید، و بر مذبحی که پیش خداوند بود، بخور می‌گذرانید. پس خانه رابه اتمام رسانید. bible_en_fa And Hiram came out from Tyre to see the cities which Solomon had given him; and they pleased him not. و سلیمان پادشاه در عصیون جابر که به‌جانب ایلوت بر کناره بحر قلزم در زمین ادوم است، کشتیها ساخت. bible_en_fa And he said, What cities are these which thou hast given me, my brother? And he called them the land of Cabul unto this day. و حیرام، بندگان خود راکه ملاح بودند و در دریا مهارت داشتند، درکشتیها همراه بندگان سلیمان فرستاد.پس به اوفیر رفتند و چهارصد و بیست وزنه طلا از آنجاگرفته، برای سلیمان پادشاه آوردند. bible_en_fa And Hiram sent to the king sixscore talents of gold. پس به اوفیر رفتند و چهارصد و بیست وزنه طلا از آنجاگرفته، برای سلیمان پادشاه آوردند. bible_en_fa And this is the reason of the levy which king Solomon raised; for to build the house of the LORD, and his own house, and Millo, and the wall of Jerusalem, and Hazor, and Megiddo, and Gezer. و چون ملکه سبا آوازه سلیمان رادرباره اسم خداوند شنید، آمد تا او رابه مسائل امتحان کند. bible_en_fa For Pharaoh king of Egypt had gone up, and taken Gezer, and burnt it with fire, and slain the Canaanites that dwelt in the city, and given it for a present unto his daughter, Solomon's wife. پس با موکب بسیار عظیم و با شترانی که به عطریات و طلای بسیار وسنگهای گرانبها بار شده بود به اورشلیم واردشده، به حضور سلیمان آمد و با وی از هر‌چه دردلش بود، گفتگو کرد. bible_en_fa And Solomon built Gezer, and Beth-horon the nether, و سلیمان تمامی مسائلش را برایش بیان نمود و چیزی از پادشاه مخفی نماند که برایش بیان نکرد. bible_en_fa and Baalath, and Tadmor in the wilderness, in the land, و چون ملکه سبا تمامی حکمت سلیمان را دید و خانه‌ای را که بنا کرده بود، bible_en_fa And all the cities of store that Solomon had, and cities for his chariots, and cities for his horsemen, and that which Solomon desired to build in Jerusalem, and in Lebanon, and in all the land of his dominion. و طعام سفره او و مجلس بندگانش را و نظام و لباس خادمانش را و ساقیانش وزینه‌ای را که به آن به خانه خداوند برمی آمد، روح در او دیگر نماند. bible_en_fa And all the people that were left of the Amorites, Hittites, Perizzites, Hivites, and Jebusites, which were not of the children of Israel, و به پادشاه گفت: «آوازه‌ای که درباره کارها وحکمت تو در ولایت خود شنیدم، راست بود. bible_en_fa Their children that were left after them in the land, whom the children of Israel also were not able utterly to destroy, upon those did Solomon levy a tribute of bondservice unto this day. اما تا نیامدم و به چشمان خود ندیدم، اخبار راباور نکردم، و اینک نصفش به من اعلام نشده بود؛ حکمت و سعادتمندی تو از خبری که شنیده بودم، زیاده است. bible_en_fa But of the children of Israel did Solomon make no bondmen: but they were men of war, and his servants, and his princes, and his captains, and rulers of his chariots, and his horsemen. خوشابه‌حال مردان تو وخوشابه‌حال این بندگانت که به حضور تو همیشه می‌ایستند و حکمت تو را می‌شنوند. bible_en_fa These were the chief of the officers that were over Solomon's work, five hundred and fifty, which bare rule over the people that wrought in the work. متبارک بادیهوه، خدای تو، که بر تو رغبت داشته، تو را برکرسی اسرائیل نشانید. bible_en_fa But Pharaoh's daughter came up out of the city of David unto her house which Solomon had built for her: then did he build Millo. از این سبب که خداوند، اسرائیل را تا به ابد دوست می‌دارد، تو رابر پادشاهی نصب نموده است تا داوری و عدالت را بجا آوری.» bible_en_fa And three times in a year did Solomon offer burnt offerings and peace offerings upon the altar which he built unto the LORD, and he burnt incense upon the altar that was before the LORD. So he finished the house. و به پادشاه صد و بیست وزنه طلا وعطریات از حد زیاده و سنگهای گرانبها داد، ومثل این عطریات که ملکه سبا به سلیمان پادشاه داد، هرگز به آن فراوانی دیگر نیامد. bible_en_fa And king Solomon made a navy of ships in Ezion-geber, which is beside Eloth, on the shore of the Red sea, in the land of Edom. وکشتیهای حیرام نیز که طلا از اوفیر آوردند، چوب صندل از حد زیاده، و سنگهای گرانبها ازاوفیر آوردند. bible_en_fa And Hiram sent in the navy his servants, shipmen that had knowledge of the sea, with the servants of Solomon. و پادشاه از این چوب صندل، ستونها به جهت خانه خداوند و خانه پادشاه و عودها وبربطها برای مغنیان ساخت، و مثل این چوب صندل تا امروز نیامده و دیده نشده است. bible_en_fa And they came to Ophir, and fetched from thence gold, four hundred and twenty talents, and brought it to king Solomon. و سلیمان پادشاه به ملکه سبا، تمامی اراده او را که خواسته بود داد، سوای آنچه سلیمان ازکرم ملوکانه خویش به وی بخشید. پس او بابندگانش به ولایت خود توجه نموده، رفت. bible_en_fa And when the queen of Sheba heard of the fame of Solomon concerning the name of the LORD, she came to prove him with hard questions. و وزن طلایی که در یک سال نزد سلیمان رسید ششصد و شصت و شش وزنه طلا بود. bible_en_fa And she came to Jerusalem with a very great train, with camels that bare spices, and very much gold, and precious stones: and when she was come to Solomon, she communed with him of all that was in her heart. سوای آنچه از تاجران و تجارت بازرگانان وجمیع پادشاهان عرب و حاکمان مملکت می‌رسید. bible_en_fa And Solomon told her all her questions: there was not any thing hid from the king, which he told her not. و سلیمان پادشاه دویست سپرطلای چکشی ساخت که برای هر سپر ششصدمثقال طلا به‌کار برده شد، و سیصد سپر کوچک طلای چکشی ساخت که برای هر سپر سه منای طلا به‌کار برده شد، و پادشاه آنها را در خانه جنگل لبنان گذاشت. bible_en_fa And when the queen of Sheba had seen all Solomon's wisdom, and the house that he had built, و پادشاه تخت بزرگی ازعاج ساخت و آن را به زر خالص پوشانید. bible_en_fa And the meat of his table, and the sitting of his servants, and the attendance of his ministers, and their apparel, and his cupbearers, and his ascent by which he went up unto the house of the LORD; there was no more spirit in her. وتخت را شش پله بود و سر تخت از عقبش مدوربود، و به این طرف و آن طرف کرسی‌اش دسته هابود و دو شیر به پهلوی دستها ایستاده بودند. bible_en_fa And she said to the king, It was a true report that I heard in mine own land of thy acts and of thy wisdom. وآنجا دوازده شیر از این طرف و آن طرف بر آن شش پله ایستاده بودند که در هیچ مملکت مثل این ساخته نشده بود. bible_en_fa Howbeit I believed not the words, until I came, and mine eyes had seen it: and, behold, the half was not told me: thy wisdom and prosperity exceedeth the fame which I heard. و تمامی ظروف نوشیدنی سلیمان پادشاه از طلا و تمامی ظروف خانه جنگل لبنان از زر خالص بود و هیچ‌یکی ازآنها از نقره نبود زیرا که آن در ایام سلیمان هیچ به حساب نمی آمد. bible_en_fa Happy are thy men, happy are these thy servants, which stand continually before thee, and that hear thy wisdom. زیرا پادشاه کشتیهای ترشیشی با کشتیهای حیرام به روی دریا داشت. وکشتیهای ترشیشی هر سال یک مرتبه می‌آمدند وطلا و نقره و عاج و میمونها و طاووسهامی آوردند. bible_en_fa Blessed be the LORD thy God, which delighted in thee, to set thee on the throne of Israel: because the LORD loved Israel for ever, therefore made he thee king, to do judgment and justice. پس سلیمان پادشاه در دولت و حکمت ازجمیع پادشاهان جهان بزرگتر شد. bible_en_fa And she gave the king an hundred and twenty talents of gold, and of spices very great store, and precious stones: there came no more such abundance of spices as these which the queen of Sheba gave to king Solomon. و تمامی اهل جهان، حضور سلیمان را می‌طلبیدند تاحکمتی را که خداوند در دلش نهاده بود، بشنوند. bible_en_fa And the navy also of Hiram, that brought gold from Ophir, brought in from Ophir great plenty of almug trees, and precious stones. و هر یکی از ایشان هدیه خود را از آلات نقره و آلات طلا و رخوت و اسلحه و عطریات واسبان و قاطرها، سال به سال می‌آوردند. bible_en_fa And the king made of the almug trees pillars for the house of the LORD, and for the king's house, harps also and psalteries for singers: there came no such almug trees, nor were seen unto this day. و سلیمان ارابه‌ها و سواران جمع کرده، هزار و چهارصد ارابه و دوازده هزار سوار داشت و آنها را در شهرهای ارابه‌ها و نزد پادشاه دراورشلیم گذاشت. bible_en_fa And king Solomon gave unto the queen of Sheba all her desire, whatsoever she asked, beside that which Solomon gave her of his royal bounty. So she turned and went to her own country, she and her servants. و پادشاه نقره را در اورشلیم مثل سنگها و چوب سرو آزاد را مثل چوب افراغ که در صحراست، فراوان ساخت. bible_en_fa Now the weight of gold that came to Solomon in one year was six hundred threescore and six talents of gold. و اسبهای سلیمان از مصر آورده می‌شد، و تاجران پادشاه دسته های آنها را می‌خریدند هر دسته را به قیمت معین.و یک ارابه را به قیمت ششصد مثقال نقره از مصر بیرون آوردند، و می‌رسانیدند و یک اسب را به قیمت صد و پنجاه، و همچنین برای جمیع پادشاهان حتیان و پادشاهان ارام به توسطآنها بیرون می‌آوردند. bible_en_fa Beside that he had of the merchantmen, and of the traffick of the spice merchants, and of all the kings of Arabia, and of the governors of the country. و یک ارابه را به قیمت ششصد مثقال نقره از مصر بیرون آوردند، و می‌رسانیدند و یک اسب را به قیمت صد و پنجاه، و همچنین برای جمیع پادشاهان حتیان و پادشاهان ارام به توسطآنها بیرون می‌آوردند. bible_en_fa And king Solomon made two hundred targets of beaten gold: six hundred shekels of gold went to one target. و سلیمان پادشاه سوای دختر فرعون، زنان غریب بسیاری را از موآبیان و عمونیان وادومیان و صیدونیان و حتیان دوست می‌داشت. bible_en_fa And he made three hundred shields of beaten gold; three pound of gold went to one shield: and the king put them in the house of the forest of Lebanon. از امتهایی که خداوند درباره ایشان بنی‌اسرائیل را فرموده بود که شما به ایشان درنیایید و ایشان به شما درنیایند مبادا دل شما را به پیروی خدایان خود مایل گردانند. و سلیمان با اینها به محبت ملصق شد. bible_en_fa Moreover the king made a great throne of ivory, and overlaid it with the best gold. و او را هفتصد زن بانو و سیصد متعه بود و زنانش دل او را برگردانیدند. bible_en_fa The throne had six steps, and the top of the throne was round behind: and there were stays on either side on the place of the seat, and two lions stood beside the stays. و در وقت پیری سلیمان واقع شد که زنانش دل او را به پیروی خدایان غریب مایل ساختند، و دل او مثل دل پدرش داود با یهوه، خدایش کامل نبود. bible_en_fa And twelve lions stood there on the one side and on the other upon the six steps: there was not the like made in any kingdom. پس سلیمان در عقب عشتورت، خدای صیدونیان، ودر عقب ملکوم رجس عمونیان رفت. bible_en_fa And all king Solomon's drinking vessels were of gold, and all the vessels of the house of the forest of Lebanon were of pure gold; none were of silver: it was nothing accounted of in the days of Solomon. و سلیمان در نظر خداوند شرارت ورزیده، مثل پدر خود داود، خداوند را پیروی کامل ننمود. bible_en_fa For the king had at sea a navy of Tharshish with the navy of Hiram: once in three years came the navy of Tharshish, bringing gold, and silver, ivory, and apes, and peacocks. آنگاه سلیمان در کوهی که روبروی اورشلیم است مکانی بلند به جهت کموش که رجس موآبیان است، و به جهت مولک، رجس بنی عمون بنا کرد. bible_en_fa So king Solomon exceeded all the kings of the earth for riches and for wisdom. و همچنین به جهت همه زنان غریب خود که برای خدایان خویش بخور می‌سوزانیدند وقربانی‌ها می‌گذرانیدند، عمل نمود. bible_en_fa And all the earth sought to Solomon, to hear his wisdom, which God had put in his heart. پس خشم خداوند بر سلیمان افروخته شداز آن جهت که دلش از یهوه، خدای اسرائیل منحرف گشت که دو مرتبه بر او ظاهر شده، bible_en_fa And they brought every man his present, vessels of silver, and vessels of gold, and garments, and armour, and spices, horses, and mules, a rate year by year. اورا در همین باب امر فرموده بود که پیروی خدایان غیر را ننماید اما آنچه خداوند به او امر فرموده بود، به‌جا نیاورد. bible_en_fa And Solomon gathered together chariots and horsemen: and he had a thousand and four hundred chariots, and twelve thousand horsemen, whom he bestowed in the cities for chariots, and with the king at Jerusalem. پس خداوند به سلیمان گفت: «چونکه این عمل را نمودی و عهد وفرایض مرا که به تو امر فرمودم نگاه نداشتی، البته سلطنت را از تو پاره کرده، آن را به بنده ات خواهم داد. bible_en_fa And the king made silver to be in Jerusalem as stones, and cedars made he to be as the sycomore trees that are in the vale, for abundance. لیکن در ایام تو این را به‌خاطر پدرت، داودنخواهم کرد اما از دست پسرت آن را پاره خواهم کرد. bible_en_fa And Solomon had horses brought out of Egypt, and linen yarn: the king's merchants received the linen yarn at a price. ولی تمامی مملکت را پاره نخواهم کردبلکه یک سبط را به‌خاطر بنده‌ام داود و به‌خاطراورشلیم که برگزیده‌ام به پسر تو خواهم داد.» bible_en_fa And a chariot came up and went out of Egypt for six hundred shekels of silver, and an horse for an hundred and fifty: and so for all the kings of the Hittites, and for the kings of Syria, did they bring them out by their means. و خداوند دشمنی برای سلیمان برانگیزانید، یعنی هدد ادومی را که از ذریت پادشاهان ادوم بود. bible_en_fa But king Solomon loved many strange women, together with the daughter of Pharaoh, women of the Moabites, Ammonites, Edomites, Zidonians, and Hittites; زیرا هنگامی که داود درادوم بود و یوآب که سردار لشکر بود، برای دفن کردن کشتگان رفته بود و تمامی ذکوران ادوم راکشته بود. bible_en_fa Of the nations concerning which the LORD said unto the children of Israel, Ye shall not go in to them, neither shall they come in unto you: for surely they will turn away your heart after their gods: Solomon clave unto these in love. (زیرا یوآب و تمامی اسرائیل شش ماه در آنجا ماندند تا تمامی ذکوران ادوم را منقطع ساختند). bible_en_fa And he had seven hundred wives, princesses, and three hundred concubines: and his wives turned away his heart. آنگاه هدد با بعضی ادومیان که ازبندگان پدرش بودند، فرار کردند تا به مصر بروند، و هدد طفلی کوچک بود. bible_en_fa For it came to pass, when Solomon was old, that his wives turned away his heart after other gods: and his heart was not perfect with the LORD his God, as was the heart of David his father. پس، از مدیان روانه شده، به فاران آمدند، و چند نفر از فاران با خودبرداشته، به مصر نزد فرعون، پادشاه مصر آمدند، و او وی را خانه‌ای داد و معیشتی برایش تعیین نمود و زمینی به او ارزانی داشت. bible_en_fa For Solomon went after Ashtoreth the goddess of the Zidonians, and after Milcom the abomination of the Ammonites. و هدد درنظر فرعون التفات بسیار یافت و خواهر زن خود، یعنی خواهر تحفنیس ملکه را به وی به زنی داد. bible_en_fa And Solomon did evil in the sight of the LORD, and went not fully after the LORD, as did David his father. و خواهر تحفنیس پسری جنوبت نام برای وی زایید و تحفنیس او را در خانه فرعون از شیربازداشت و جنوبت در خانه فرعون در میان پسران فرعون می‌بود. bible_en_fa Then did Solomon build an high place for Chemosh, the abomination of Moab, in the hill that is before Jerusalem, and for Molech, the abomination of the children of Ammon. و چون هدد در مصر شنید که داود با پدران خویش خوابیده، و یوآب، سردارلشکر مرده است، هدد به فرعون گفت: «مرارخصت بده تا به ولایت خود بروم.» bible_en_fa And likewise did he for all his strange wives, which burnt incense and sacrificed unto their gods. فرعون وی را گفت: «اما تو را نزد من چه چیز کم است که اینک می‌خواهی به ولایت خود بروی؟» گفت: «هیچ، لیکن مرا البته مرخص نما.» bible_en_fa And the LORD was angry with Solomon, because his heart was turned from the LORD God of Israel, which had appeared unto him twice, و خدا دشمنی دیگر برای وی برانگیزانید، یعنی رزون بن الیداع را که از نزد آقای خویش، هددعزر، پادشاه صوبه فرار کرده بود. bible_en_fa And had commanded him concerning this thing, that he should not go after other gods: but he kept not that which the LORD commanded. و مردان چندی نزد خود جمع کرده، سردار فوجی شدهنگامی که داود بعضی ایشان را کشت. پس به دمشق رفتند و در آنجا ساکن شده، در دمشق حکمرانی نمودند. bible_en_fa Wherefore the LORD said unto Solomon, Forasmuch as this is done of thee, and thou hast not kept my covenant and my statutes, which I have commanded thee, I will surely rend the kingdom from thee, and will give it to thy servant. و او در تمامی روزهای سلیمان، دشمن اسرائیل می‌بود، علاوه بر ضرری که هدد می‌رسانید و از اسرائیل نفرت داشته، برارام سلطنت می‌نمود. bible_en_fa Notwithstanding in thy days I will not do it for David thy father's sake: but I will rend it out of the hand of thy son. و یربعام بن نباط افرایمی از صرده که بنده سلیمان و مادرش مسمی به صروعه و بیوه‌زنی بود، دست خود را نیز به ضد پادشاه بلند کرد. bible_en_fa Howbeit I will not rend away all the kingdom; but will give one tribe to thy son for David my servant's sake, and for Jerusalem's sake which I have chosen. و سبب آنکه دست خود را به ضد پادشاه بلند کرد، این بود که سلیمان ملو را بنا می‌کرد، و رخنه شهرپدر خود داود را تعمیر می‌نمود. bible_en_fa And the LORD stirred up an adversary unto Solomon, Hadad the Edomite: he was of the king's seed in Edom. و یربعام مردشجاع جنگی بود. پس چون سلیمان آن جوان رادید که در کار مردی زرنگ بود او را بر تمامی امور خاندان یوسف بگماشت. bible_en_fa For it came to pass, when David was in Edom, and Joab the captain of the host was gone up to bury the slain, after he had smitten every male in Edom; و در آن زمان واقع شد که یربعام از اورشلیم بیرون می‌آمد واخیای شیلونی نبی در راه به او برخورد، و جامه تازه‌ای در برداشت و ایشان هر دو در صحرا تنهابودند. bible_en_fa (For six months did Joab remain there with all Israel, until he had cut off every male in Edom:) پس اخیا جامه تازه‌ای که در برداشت گرفته، آن را به دوازده قسمت پاره کرد. bible_en_fa That Hadad fled, he and certain Edomites of his father's servants with him, to go into Egypt; Hadad being yet a little child. و به یربعام گفت: «ده قسمت برای خود بگیر زیرا که یهوه، خدای اسرائیل چنین می‌گوید، اینک من مملکت را از دست سلیمان پاره می‌کنم و ده سبطبه تو می‌دهم. bible_en_fa And they arose out of Midian, and came to Paran: and they took men with them out of Paran, and they came to Egypt, unto Pharaoh king of Egypt; which gave him an house, and appointed him victuals, and gave him land. و به‌خاطر بنده من، داود و به‌خاطر اورشلیم، شهری که از تمامی اسباطبنی‌اسرائیل برگزیده‌ام، یک سبط از آن او خواهدبود. bible_en_fa And Hadad found great favour in the sight of Pharaoh, so that he gave him to wife the sister of his own wife, the sister of Tahpenes the queen. چونکه ایشان مرا ترک کردند و عشتورت، خدای صیدونیان، و کموش، خدای موآب، وملکوم، خدای بنی عمون را سجده کردند، و درطریقهای من سلوک ننمودند و آنچه در نظر من راست است، بجا نیاوردند و فرایض و احکام مرامثل پدرش، داود نگاه نداشتند. bible_en_fa And the sister of Tahpenes bare him Genubath his son, whom Tahpenes weaned in Pharaoh's house: and Genubath was in Pharaoh's household among the sons of Pharaoh. لیکن تمام مملکت را از دست او نخواهم گرفت بلکه به‌خاطر بنده خود داود که او را برگزیدم، از آنرو که اوامر و فرایض مرا نگاه داشته بود، او را در تمامی ایام روزهایش سرور خواهم ساخت. bible_en_fa And when Hadad heard in Egypt that David slept with his fathers, and that Joab the captain of the host was dead, Hadad said to Pharaoh, Let me depart, that I may go to mine own country. اماسلطنت را از دست پسرش گرفته، آن را یعنی ده سبط به تو خواهم داد. bible_en_fa Then Pharaoh said unto him, But what hast thou lacked with me, that, behold, thou seekest to go to thine own country? And he answered, Nothing: howbeit let me go in any wise. و یک سبط به پسرش خواهم بخشید تا بنده من، داود در اورشلیم، شهری که برای خود برگزیده‌ام تا اسم خود را درآن بگذارم، نوری در حضور من همیشه داشته باشد. bible_en_fa And God stirred him up another adversary, Rezon the son of Eliadah, which fled from his lord Hadadezer king of Zobah: و تو را خواهم گرفت تا موافق هر‌چه دلت آرزو دارد، سلطنت نمایی و بر اسرائیل پادشاه شوی. bible_en_fa And he gathered men unto him, and became captain over a band, when David slew them of Zobah: and they went to Damascus, and dwelt therein, and reigned in Damascus. و واقع خواهد شد که اگر هر‌چه تو را امر فرمایم، بشنوی و به طریق هایم سلوک نموده، آنچه در نظرم راست است بجا آوری وفرایض و اوامر مرا نگاه داری چنانکه بنده من، داود آنها را نگاه داشت، آنگاه با تو خواهم بود وخانه‌ای مستحکم برای تو بنا خواهم نمود، چنانکه برای داود بنا کردم و اسرائیل را به توخواهم بخشید. bible_en_fa And he was an adversary to Israel all the days of Solomon, beside the mischief that Hadad did: and he abhorred Israel, and reigned over Syria. و ذریت داود را به‌سبب این امر ذلیل خواهم ساخت اما نه تا به ابد.» bible_en_fa And Jeroboam the son of Nebat, an Ephrathite of Zereda, Solomon's servant, whose mother's name was Zeruah, a widow woman, even he lifted up his hand against the king. پس سلیمان قصد کشتن یربعام داشت و یربعام برخاسته، به مصر نزد شیشق، پادشاه مصر فرارکرد و تا وفات سلیمان در مصر ماند. bible_en_fa And this was the cause that he lifted up his hand against the king: Solomon built Millo, and repaired the breaches of the city of David his father. و بقیه امور سلیمان و هر‌چه کرد و حکمت او، آیا آنها در کتاب وقایع سلیمان مکتوب نیست؟ bible_en_fa And the man Jeroboam was a mighty man of valour: and Solomon seeing the young man that he was industrious, he made him ruler over all the charge of the house of Joseph. و ایامی که سلیمان در اورشلیم برتمامی اسرائیل سلطنت کرد، چهل سال بود.پس سلیمان با پدران خود خوابید و در شهرپدر خود داود دفن شد و پسرش رحبعام در جای او سلطنت نمود bible_en_fa And it came to pass at that time when Jeroboam went out of Jerusalem, that the prophet Ahijah the Shilonite found him in the way; and he had clad himself with a new garment; and they two were alone in the field: پس سلیمان با پدران خود خوابید و در شهرپدر خود داود دفن شد و پسرش رحبعام در جای او سلطنت نمود bible_en_fa And Ahijah caught the new garment that was on him, and rent it in twelve pieces: و رحبعام به شکیم رفت زیرا که تمامی اسرائیل به شکیم آمدند تا او را پادشاه بسازند. bible_en_fa And he said to Jeroboam, Take thee ten pieces: for thus saith the LORD, the God of Israel, Behold, I will rend the kingdom out of the hand of Solomon, and will give ten tribes to thee: و واقع شد که چون یربعام بن نباط شنید(و او هنوز در مصر بود که از حضور سلیمان پادشاه به آنجا فرار کرده، و یربعام در مصر ساکن می‌بود. bible_en_fa (But he shall have one tribe for my servant David's sake, and for Jerusalem's sake, the city which I have chosen out of all the tribes of Israel:) و ایشان فرستاده، او را خواندند)، آنگاه یربعام و تمامی جماعت اسرائیل آمدند و به رحبعام عرض کرده، گفتند: bible_en_fa Because that they have forsaken me, and have worshipped Ashtoreth the goddess of the Zidonians, Chemosh the god of the Moabites, and Milcom the god of the children of Ammon, and have not walked in my ways, to do that which is right in mine eyes, and to keep my statutes and my judgments, as did David his father. «پدر تو یوغ ما راسخت ساخت اما تو الان بندگی سخت و یوغ سنگینی را که پدرت بر ما نهاد سبک ساز، و تو راخدمت خواهیم نمود.» bible_en_fa Howbeit I will not take the whole kingdom out of his hand: but I will make him prince all the days of his life for David my servant's sake, whom I chose, because he kept my commandments and my statutes: به ایشان گفت: «تا سه روز دیگر بروید و بعد از آن نزد من برگردید.» پس قوم رفتند. bible_en_fa But I will take the kingdom out of his son's hand, and will give it unto thee, even ten tribes. و رحبعام پادشاه با مشایخی که در حین حیات پدرش، سلیمان به حضورش می‌ایستادندمشورت کرده، گفت: «که شما چه صلاح می‌بینیدتا به این قوم جواب دهم؟» bible_en_fa And unto his son will I give one tribe, that David my servant may have a light alway before me in Jerusalem, the city which I have chosen me to put my name there. ایشان او را عرض کرده، گفتند: «اگر امروز این قوم را بنده شوی وایشان را خدمت نموده، جواب دهی و سخنان نیکو به ایشان گویی همانا همیشه اوقات بنده توخواهند بود.» bible_en_fa And I will take thee, and thou shalt reign according to all that thy soul desireth, and shalt be king over Israel. اما مشورت مشایخ را که به اودادند ترک کرد، و با جوانانی که با او تربیت یافته بودند و به حضورش می‌ایستادند، مشورت کرد. bible_en_fa And it shall be, if thou wilt hearken unto all that I command thee, and wilt walk in my ways, and do that is right in my sight, to keep my statutes and my commandments, as David my servant did; that I will be with thee, and build thee a sure house, as I built for David, and will give Israel unto thee. و به ایشان گفت: «شما چه صلاح می‌بینید که به این قوم جواب دهیم؟ که به من عرض کرده، گفته‌اند یوغی را که پدرت بر ما نهاده است، سبک ساز.» bible_en_fa And I will for this afflict the seed of David, but not for ever. و جوانانی که با او تربیت یافته بودند او راخطاب کرده، گفتند که به این قوم که به تو عرض کرده، گفته‌اند که پدرت یوغ ما را سنگین ساخته است و تو آن را برای ما سبک ساز، به ایشان چنین بگو: انگشت کوچک من از کمر پدرم کلفت تراست. bible_en_fa Solomon sought therefore to kill Jeroboam. And Jeroboam arose, and fled into Egypt, unto Shishak king of Egypt, and was in Egypt until the death of Solomon. و حال پدرم یوغ سنگین بر شما نهاده است اما من یوغ شما را زیاده خواهم گردانید. پدرم شما را به تازیانه‌ها تنبیه می‌نمود اما من شمارا به عقربها تنبیه خواهم نمود.» bible_en_fa And the rest of the acts of Solomon, and all that he did, and his wisdom, are they not written in the book of the acts of Solomon? و در روز سوم، یربعام و تمامی قوم به نزدرحبعام باز آمدند، به نحوی که پادشاه فرموده و گفته بود که در روز سوم نزد من باز آیید. bible_en_fa And the time that Solomon reigned in Jerusalem over all Israel was forty years. وپادشاه، قوم را به سختی جواب داد، و مشورت مشایخ را که به وی داده بودند، ترک کرد. bible_en_fa And Solomon slept with his fathers, and was buried in the city of David his father: and Rehoboam his son reigned in his stead. وموافق مشورت جوانان ایشان را خطاب کرده، گفت: «پدرم یوغ شما را سنگین ساخت، اما من یوغ شما را زیاده خواهم گردانید. پدرم شما را به تازیانه تنبیه می‌نمود اما من شما را به عقربها تنبیه خواهم کرد.» bible_en_fa And Rehoboam went to Shechem: for all Israel were come to Shechem to make him king. و پادشاه، قوم را اجابت نکردزیرا که این امر از جانب خداوند شده بود تاکلامی را که خداوند به واسطه اخیای شیلونی به یربعام بن نباط گفته بود، ثابت گرداند. bible_en_fa And it came to pass, when Jeroboam the son of Nebat, who was yet in Egypt, heard of it, (for he was fled from the presence of king Solomon, and Jeroboam dwelt in Egypt;) و چون تمامی اسرائیل دیدند که پادشاه، ایشان را اجابت نکرد آنگاه قوم، پادشاه را جواب داده، گفتند: «ما را در داود چه حصه است؟ و درپسر یسا چه نصیب؟ ای اسرائیل به خیمه های خود بروید! و اینک‌ای داود به خانه خود متوجه باش!» bible_en_fa That they sent and called him. And Jeroboam and all the congregation of Israel came, and spake unto Rehoboam, saying, اما رحبعام بر بنی‌اسرائیل که در شهرهای یهودا ساکن بودند، سلطنت می‌نمود. bible_en_fa Thy father made our yoke grievous: now therefore make thou the grievous service of thy father, and his heavy yoke which he put upon us, lighter, and we will serve thee. ورحبعام پادشاه ادورام را که سردار باج گیران بود، فرستاد و تمامی اسرائ�ل، او را سنگسار کردند که مرد و رحبعام پادشاه تعجیل نموده، بر ارابه خودسوار شد و به اورشلیم فرار کرد. bible_en_fa And he said unto them, Depart yet for three days, then come again to me. And the people departed. پس اسرائیل تا به امروز بر خاندان داود عاصی شدند. bible_en_fa And king Rehoboam consulted with the old men, that stood before Solomon his father while he yet lived, and said, How do ye advise that I may answer this people? و چون تمامی اسرائیل شنیدند که یربعام مراجعت کرده است، ایشان فرستاده، او را نزدجماعت طلبیدند و او را بر تمام اسرائیل پادشاه ساختند، و غیر از سبط یهودا فقط، کسی خاندان داود را پیروی نکرد. bible_en_fa And they spake unto him, saying, If thou wilt be a servant unto this people this day, and wilt serve them, and answer them, and speak good words to them, then they will be thy servants for ever. و چون رحبعام به اورشلیم رسید، تمامی خاندان یهودا و سبط بنیامین، یعنی صد و هشتادهزار نفر برگزیده جنگ آزموده را جمع کرد تا باخاندان اسرائیل مقاتله نموده، سلطنت را به رحبعام بن سلیمان برگرداند. bible_en_fa But he forsook the counsel of the old men, which they had given him, and consulted with the young men that were grown up with him, and which stood before him: اما کلام خدا برشمعیا، مرد خدا نازل شده، گفت: bible_en_fa And he said unto them, What counsel give ye that we may answer this people, who have spoken to me, saying, Make the yoke which thy father did put upon us lighter? «به رحبعام بن سلیمان، پادشاه یهودا و به تمامی خاندان یهوداو بنیامین و به بقیه قوم خطاب کرده، بگو: bible_en_fa And the young men that were grown up with him spake unto him, saying, Thus shalt thou speak unto this people that spake unto thee, saying, Thy father made our yoke heavy, but make thou it lighter unto us; thus shalt thou say unto them, My little finger shall be thicker than my father's loins. خداوند چنین می‌گوید: مروید و با برادران خود بنی‌اسرائیل جنگ منمایید، هر کس به خانه خود برگردد زیرا که این امر از جانب من شده است.» و ایشان کلام خداوند را شنیدند وبرگشته، موافق فرمان خداوند رفتار نمودند. bible_en_fa And now whereas my father did lade you with a heavy yoke, I will add to your yoke: my father hath chastised you with whips, but I will chastise you with scorpions. و یربعام شکیم را در کوهستان افرایم بناکرده، در آن ساکن شد و از آنجا بیرون رفته، فنوئیل را بنا نمود. bible_en_fa So Jeroboam and all the people came to Rehoboam the third day, as the king had appointed, saying, Come to me again the third day. و یربعام در دل خود فکرکرد که حال سلطنت به خاندان داود خواهدبرگشت. bible_en_fa And the king answered the people roughly, and forsook the old men's counsel that they gave him; اگر این قوم به جهت گذرانیدن قربانی‌ها به خانه خداوند به اورشلیم بروند همانادل این قوم به آقای خویش، رحبعام، پادشاه یهودا خواهد برگشت و مرا به قتل رسانیده، نزدرحبعام، پادشاه یهودا خواهند برگشت. bible_en_fa And spake to them after the counsel of the young men, saying, My father made your yoke heavy, and I will add to your yoke: my father also chastised you with whips, but I will chastise you with scorpions. پس پادشاه مشورت نموده، دو گوساله طلا ساخت وبه ایشان گفت: «برای شما رفتن تا به اورشلیم زحمت است، هان‌ای اسرائیل خدایان تو که تو رااز زمین مصر برآوردند!» bible_en_fa Wherefore the king hearkened not unto the people; for the cause was from the LORD, that he might perform his saying, which the LORD spake by Ahijah the Shilonite unto Jeroboam the son of Nebat. و یکی را در بیت ئیل گذاشت و دیگری را در دان قرار داد. bible_en_fa So when all Israel saw that the king hearkened not unto them, the people answered the king, saying, What portion have we in David? neither have we inheritance in the son of Jesse: to your tents, O Israel: now see to thine own house, David. So Israel departed unto their tents. و این امرباعث گناه شد و قوم پیش آن یک تا دان می‌رفتند. bible_en_fa But as for the children of Israel which dwelt in the cities of Judah, Rehoboam reigned over them. و خانه‌ها در مکانهای بلند ساخت و از تمامی قوم که از بنی لاوی نبودند، کاهنان تعیین نمود. bible_en_fa Then king Rehoboam sent Adoram, who was over the tribute; and all Israel stoned him with stones, that he died. Therefore king Rehoboam made speed to get him up to his chariot, to flee to Jerusalem. و یربعام عیدی در ماه هشتم در روز پانزدهم ماه مثل عیدی که در یهوداست برپا کرد و نزد آن مذبح می‌رفت و در بیت ئیل به همان طور عمل نموده، برای گوساله هایی که ساخته بود، قربانی می‌گذرانید. و کاهنان مکانهای بلند را که ساخته بود، در بیت ئیل قرار داد.و در روز پانزدهم ماه هشتم، یعنی در ماهی که از دل خود ابداع نموده بود، نزد مذبح که در بیت ئیل ساخته بود می‌رفت، و برای بنی‌اسرائیل عید برپا نموده، نزد مذبح برآمده، بخور می‌سوزانید. bible_en_fa So Israel rebelled against the house of David unto this day. و در روز پانزدهم ماه هشتم، یعنی در ماهی که از دل خود ابداع نموده بود، نزد مذبح که در بیت ئیل ساخته بود می‌رفت، و برای بنی‌اسرائیل عید برپا نموده، نزد مذبح برآمده، بخور می‌سوزانید. bible_en_fa And it came to pass, when all Israel heard that Jeroboam was come again, that they sent and called him unto the congregation, and made him king over all Israel: there was none that followed the house of David, but the tribe of Judah only. و اینک مرد خدایی به فرمان خداوند ازیهودا به بیت ئیل آمد و یربعام به جهت سوزانیدن بخور نزد مذبح ایستاده بود. bible_en_fa And when Rehoboam was come to Jerusalem, he assembled all the house of Judah, with the tribe of Benjamin, an hundred and fourscore thousand chosen men, which were warriors, to fight against the house of Israel, to bring the kingdom again to Rehoboam the son of Solomon. پس به فرمان خداوند مذبح را ندا کرده، گفت: «ای مذبح! ای مذبح! خداوند چنین می‌گوید: اینک پسری که یوشیا نام دارد به جهت خاندان داود زاییده می‌شود و کاهنان مکانهای بلند را که بر تو بخورمی سوزانند، بر تو ذبح خواهد نمود واستخوانهای مردم را بر تو خواهند سوزانید.» bible_en_fa But the word of God came unto Shemaiah the man of God, saying, ودر آن روز علامتی نشان داده، گفت: «این است علامتی که خداوند فرموده است، اینک این مذبح چاک خواهد شد و خاکستری که بر آن است، ریخته خواهد گشت.» bible_en_fa Speak unto Rehoboam, the son of Solomon, king of Judah, and unto all the house of Judah and Benjamin, and to the remnant of the people, saying, و واقع شد که چون پادشاه، سخن مرد خدا را که مذبح را که دربیت ئیل بود، ندا کرده بود، شنید، یربعام دست خود را از جانب مذبح دراز کرده، گفت: «او را بگیرید.» و دستش که به سوی او دراز کرده بود، خشک شد به طوری که نتوانست آن را نزد خودباز بکشد. bible_en_fa Thus saith the LORD, Ye shall not go up, nor fight against your brethren the children of Israel: return every man to his house; for this thing is from me. They hearkened therefore to the word of the LORD, and returned to depart, according to the word of the LORD. و مذبح چاک شد و خاکستر از روی مذبح ریخته گشت بر‌حسب علامتی که آن مردخدا به فرمان خداوند نشان داده بود. bible_en_fa Then Jeroboam built Shechem in mount Ephraim, and dwelt therein; and went out from thence, and built Penuel. و پادشاه، مرد خدا را خطاب کرده، گفت: «تمنا اینکه نزدیهوه، خدای خود تضرع نمایی و برای من دعاکنی تا دست من به من باز داده شود.» پس مرد خدانزد خداوند تضرع نمود، و دست پادشاه به او بازداده شده، مثل اول گردید. bible_en_fa And Jeroboam said in his heart, Now shall the kingdom return to the house of David: و پادشاه به آن مردخدا گفت: «همراه من به خانه بیا و استراحت نما وتو را اجرت خواهم داد.» bible_en_fa If this people go up to do sacrifice in the house of the LORD at Jerusalem, then shall the heart of this people turn again unto their lord, even unto Rehoboam king of Judah, and they shall kill me, and go again to Rehoboam king of Judah. اما مرد خدا به پادشاه گفت: «اگر نصف خانه خود را به من بدهی، همراه تو نمی آیم، و در اینجا نه نان می‌خورم و نه آب می‌نوشم. bible_en_fa Whereupon the king took counsel, and made two calves of gold, and said unto them, It is too much for you to go up to Jerusalem: behold thy gods, O Israel, which brought thee up out of the land of Egypt. زیرا خداوند مرا به کلام خود چنین امر فرموده و گفته است نان مخور و آب منوش وبه راهی که آمده‌ای بر مگرد.» bible_en_fa And he set the one in Bethel, and the other put he in Dan. پس به راه دیگربرفت و از راهی که به بیت ئیل آمده بود، مراجعت ننمود. bible_en_fa And this thing became a sin: for the people went to worship before the one, even unto Dan. و نبی سالخورده‌ای در بیت ئیل ساکن می‌بود و پسرانش آمده، او را از هر کاری که آن مرد خدا آن روز در بیت ئیل کرده بود، مخبرساختند، و نیز سخنانی را که به پادشاه گفته بود، برای پدر خود بیان کردند. bible_en_fa And he made an house of high places, and made priests of the lowest of the people, which were not of the sons of Levi. و پدر ایشان به ایشان گفت: «به کدام راه رفته است؟» و پسرانش دیده بودند که آن مرد خدا که از یهودا آمده بود به کدام راه رفت. bible_en_fa And Jeroboam ordained a feast in the eighth month, on the fifteenth day of the month, like unto the feast that is in Judah, and he offered upon the altar. So did he in Bethel, sacrificing unto the calves that he had made: and he placed in Bethel the priests of the high places which he had made. پس به پسران خود گفت: «الاغ را برای من بیارایید.» و الاغ را برایش آراستند و برآن سوار شد. bible_en_fa So he offered upon the altar which he had made in Bethel the fifteenth day of the eighth month, even in the month which he had devised of his own heart; and ordained a feast unto the children of Israel: and he offered upon the altar, and burnt incense. و از عقب مرد خدا رفته، او را زیردرخت بلوط نشسته یافت. پس او را گفت: «آیا توآن مرد خدا هستی که از یهودا آمده‌ای؟» گفت: «من هستم.» bible_en_fa And, behold, there came a man of God out of Judah by the word of the LORD unto Bethel: and Jeroboam stood by the altar to burn incense. وی را گفت: «همراه من به خانه بیا و غذا بخور.» bible_en_fa And he cried against the altar in the word of the LORD, and said, O altar, altar, thus saith the LORD; Behold, a child shall be born unto the house of David, Josiah by name; and upon thee shall he offer the priests of the high places that burn incense upon thee, and men's bones shall be burnt upon thee. او در جواب گفت که «همراه تونمی توانم برگردم و با تو داخل شوم، و در اینجا باتو نه نان می‌خورم و نه آب می‌نوشم. bible_en_fa And he gave a sign the same day, saying, This is the sign which the LORD hath spoken; Behold, the altar shall be rent, and the ashes that are upon it shall be poured out. زیرا که به فرمان خداوند به من گفته شده است که در آنجانان مخور و آب منوش و از راهی که آمده‌ای مراجعت منما.» bible_en_fa And it came to pass, when king Jeroboam heard the saying of the man of God, which had cried against the altar in Bethel, that he put forth his hand from the altar, saying, Lay hold on him. And his hand, which he put forth against him, dried up, so that he could not pull it in again to him. او وی را گفت: «من نیز مثل تونبی هستم و فرشته‌ای به فرمان خداوند با من متکلم شده، گفت او را با خود به خانه ات برگردان تا نان بخورد و آب بنوشد.» اما وی را دروغ گفت. bible_en_fa The altar also was rent, and the ashes poured out from the altar, according to the sign which the man of God had given by the word of the LORD. پس همراه وی در خانه‌اش برگشته، غذا خوردو آب نوشید. bible_en_fa And the king answered and said unto the man of God, Intreat now the face of the LORD thy God, and pray for me, that my hand may be restored me again. And the man of God besought the LORD, and the king's hand was restored him again, and became as it was before. و هنگامی که ایشان بر سفره نشسته بودند، کلام خداوند به آن نبی که او را برگردانیده بودآمد، bible_en_fa And the king said unto the man of God, Come home with me, and refresh thyself, and I will give thee a reward. و به آن مرد خدا که از یهودا آمده بود، نداکرده، گفت: «خداوند چنین می‌گوید: چونکه ازفرمان خداوند تمرد نموده، حکمی را که یهوه، خدایت به تو امر فرموده بود نگاه نداشتی، bible_en_fa And the man of God said unto the king, If thou wilt give me half thine house, I will not go in with thee, neither will I eat bread nor drink water in this place: وبرگشته، در جایی که به تو گفته شده بود غذامخور و آب منوش، غذا خوردی و آب نوشیدی، لهذا جسد تو به قبر پدرانت داخل نخواهد شد.» bible_en_fa For so was it charged me by the word of the LORD, saying, Eat no bread, nor drink water, nor turn again by the same way that thou camest. پس بعد از اینکه او غذا خورد وآب نوشید الاغ را برایش بیاراست، یعنی به جهت نبی که برگردانیده بود. bible_en_fa So he went another way, and returned not by the way that he came to Bethel. و چون رفت، شیری اورا در راه یافته، کشت و جسد او در راه انداخته شد، و الاغ به پهلویش ایستاده، و شیر نیز نزد لاش ایستاده بود. bible_en_fa Now there dwelt an old prophet in Bethel; and his sons came and told him all the works that the man of God had done that day in Bethel: the words which he had spoken unto the king, them they told also to their father. و اینک بعضی راه گذران جسد رادر راه انداخته شده، و شیر را نزد جسد ایستاده دیدند، پس آمدند و در شهری که آن نبی پیر درآن ساکن می‌بود، خبر دادند. bible_en_fa And their father said unto them, What way went he? For his sons had seen what way the man of God went, which came from Judah. و چون نبی که او را از راه برگردانیده بودشنید، گفت: «این آن مرد خداست که از حکم خداوند تمرد نمود، لهذا خداوند او را به شیر داده که او را دریده و کشته است، موافق کلامی که خداوند به او گفته بود. bible_en_fa And he said unto his sons, Saddle me the ass. So they saddled him the ass: and he rode thereon, پس پسران خود راخطاب کرده، گفت: «الاغ را برای من بیارایید.» وایشان آن را آراستند. bible_en_fa And went after the man of God, and found him sitting under an oak: and he said unto him, Art thou the man of God that camest from Judah? And he said, I am. و او روانه شده، جسد اورا در راه انداخته، و الاغ و شیر را نزد جسدایستاده یافت، و شیر جسد را نخورده و الاغ راندریده بود. bible_en_fa Then he said unto him, Come home with me, and eat bread. و آن نبی جسد مرد خدا رابرداشت و بر الاغ گذارده، آن را بازآورد و آن نبی پیر به شهر آمد تا ماتم گیرد و او را دفن نماید. bible_en_fa And he said, I may not return with thee, nor go in with thee: neither will I eat bread nor drink water with thee in this place: وجسد او را در قبر خویش گذارد و برای او ماتم گرفته، گفتند: «وای‌ای برادر من!» bible_en_fa For it was said to me by the word of the LORD, Thou shalt eat no bread nor drink water there, nor turn again to go by the way that thou camest. و بعد ازآنکه او را دفن کرد به پسران خود خطاب کرده، گفت: «چون من بمیرم مرا در قبری که مرد خدا درآن مدفون است، دفن کنید، و استخوانهایم را به پهلوی استخوانهای وی بگذارید. bible_en_fa He said unto him, I am a prophet also as thou art; and an angel spake unto me by the word of the LORD, saying, Bring him back with thee into thine house, that he may eat bread and drink water. But he lied unto him. زیرا کلامی را که درباره مذبحی که در بیت ئیل است و درباره همه خانه های مکانهای بلند که در شهرهای سامره می‌باشد، به فرمان خداوند گفته بود، البته واقع خواهد شد. bible_en_fa So he went back with him, and did eat bread in his house, and drank water. و بعد از این امر، یربعام از طریق ردی خودبازگشت ننمود، بلکه کاهنان برای مکانهای بلند ازجمیع قوم تعیین نمود، و هرکه می‌خواست، او راتخصیص می‌کرد تا از کاهنان مکانهای بلند بشود.و این کار باعث گناه خاندان یربعام گردید تا آن را از روی زمین منقطع و هلاک ساخت. bible_en_fa And it came to pass, as they sat at the table, that the word of the LORD came unto the prophet that brought him back: و این کار باعث گناه خاندان یربعام گردید تا آن را از روی زمین منقطع و هلاک ساخت. bible_en_fa And he cried unto the man of God that came from Judah, saying, Thus saith the LORD, Forasmuch as thou hast disobeyed the mouth of the LORD, and hast not kept the commandment which the LORD thy God commanded thee, در آن زمان ابیا پسر یربعام بیمار شد. bible_en_fa But camest back, and hast eaten bread and drunk water in the place, of the which the LORD did say to thee, Eat no bread, and drink no water; thy carcase shall not come unto the sepulchre of thy fathers. و یربعام به زن خود گفت که «الان برخیز و صورت خود را تبدیل نما تا نشناسند که تو زن یربعام هستی، و به شیلوه برو. اینک اخیای نبی که درباره من گفت که براین قوم پادشاه خواهم شد در آنجاست. bible_en_fa And it came to pass, after he had eaten bread, and after he had drunk, that he saddled for him the ass, to wit, for the prophet whom he had brought back. و در دست خود ده قرص نان وکلیچه‌ها و کوزه عسل گرفته، نزد وی برو و او تورا از آنچه بر طفل واقع می‌شود، خبر‌خواهدداد.» bible_en_fa And when he was gone, a lion met him by the way, and slew him: and his carcase was cast in the way, and the ass stood by it, the lion also stood by the carcase. پس زن یربعام چنین کرده، برخاست و به شیلوه رفته، به خانه اخیا رسید و اخیانمی توانست ببیند زیرا که چشمانش از پیری تارشده بود. bible_en_fa And, behold, men passed by, and saw the carcase cast in the way, and the lion standing by the carcase: and they came and told it in the city where the old prophet dwelt. و خداوند به اخیا گفت: «اینک زن یربعام می‌آید تا درباره پسرش که بیمار است، چیزی از تو بپرسد. پس به او چنین و چنان بگو وچون داخل می‌شود به هیات، متنکره خواهدبود.» bible_en_fa And when the prophet that brought him back from the way heard thereof, he said, It is the man of God, who was disobedient unto the word of the LORD: therefore the LORD hath delivered him unto the lion, which hath torn him, and slain him, according to the word of the LORD, which he spake unto him. و هنگامی که اخیا صدای پایهای او را که به در داخل می‌شد شنید، گفت: «ای زن یربعام داخل شو. چرا هیات خود را متنکر ساخته‌ای؟ زیرا که من باخبر سخت نزد تو فرستاده شده‌ام. bible_en_fa And he spake to his sons, saying, Saddle me the ass. And they saddled him. برو و به یربعام بگو: یهوه، خدای اسرائیل چنین می‌گوید: چونکه تو را از میان قوم ممتاز نمودم، وتو را بر قوم خود، اسرائیل رئیس ساختم، bible_en_fa And he went and found his carcase cast in the way, and the ass and the lion standing by the carcase: the lion had not eaten the carcase, nor torn the ass. وسلطنت را از خاندان داود دریده، آن را به تو دادم، و تو مثل بنده من، داود نبودی که اوامر مرا نگاه داشته، با تمامی دل خود مرا پیروی می‌نمود، وآنچه در نظر من راست است، معمول می‌داشت وبس. bible_en_fa And the prophet took up the carcase of the man of God, and laid it upon the ass, and brought it back: and the old prophet came to the city, to mourn and to bury him. اما تو از همه کسانی که قبل از تو بودندزیاده شرارت ورزیدی و رفته، خدایان غیر وبتهای ریخته شده به جهت خود ساختی و غضب مرا به هیجان آوردی و مرا پشت سر خودانداختی. bible_en_fa And he laid his carcase in his own grave; and they mourned over him, saying, Alas, my brother! بنابراین اینک من بر خاندان یربعام بلا عارض می‌گردانم و از یربعام هر مرد را و هر محبوس و آزاد را که در اسرائیل باشد، منقطع می‌سازم، و تمامی خاندان یربعام را دور می‌اندازم چنانکه سرگین را بالکل دور می‌اندازند. bible_en_fa And it came to pass, after he had buried him, that he spake to his sons, saying, When I am dead, then bury me in the sepulchre wherein the man of God is buried; lay my bones beside his bones: هرکه از یربعام در شهر بمیرد، سگان بخورند و هرکه درصحرا بمیرد، مرغان هوا بخورند، زیرا خداونداین را گفته است. bible_en_fa For the saying which he cried by the word of the LORD against the altar in Bethel, and against all the houses of the high places which are in the cities of Samaria, shall surely come to pass. پس تو برخاسته به خانه خودبرو و به مجرد رسیدن پایهایت به شهر، پسرخواهد مرد. bible_en_fa After this thing Jeroboam returned not from his evil way, but made again of the lowest of the people priests of the high places: whosoever would, he consecrated him, and he became one of the priests of the high places. و تمامی اسرائیل برای او نوحه نموده، او را دفن خواهند کرد زیرا که او تنها ازنسل یربعام به قبر داخل خواهد شد، به علت اینکه با او چیز نیکو نسبت به یهوه، خدای اسرائیل در خاندان یربعام یافت شده است. bible_en_fa And this thing became sin unto the house of Jeroboam, even to cut it off, and to destroy it from off the face of the earth. وخداوند امروز پادشاهی بر اسرائیل خواهدبرانگیخت که خاندان یربعام را منقطع خواهدساخت و چه (بگویم ) الان نیز (واقع شده است ). bible_en_fa At that time Abijah the son of Jeroboam fell sick. و خداوند اسرائیل را خواهد زد مثل نی‌ای که در آب متحرک شود، و ریشه اسرائیل را از این زمین نیکو که به پدران ایشان داده بود، خواهد کندو ایشان را به آن طرف نهر پراکنده خواهدساخت، زیرا که اشیریم خود را ساخته، خشم خداوند را به هیجان آوردند. bible_en_fa And Jeroboam said to his wife, Arise, I pray thee, and disguise thyself, that thou be not known to be the wife of Jeroboam; and get thee to Shiloh: behold, there is Ahijah the prophet, which told me that I should be king over this people. و اسرائیل را به‌سبب گناهانی که یربعام ورزیده، و اسرائیل را به آنها مرتکب گناه ساخته است، تسلیم خواهدنمود.» bible_en_fa And take with thee ten loaves, and cracknels, and a cruse of honey, and go to him: he shall tell thee what shall become of the child. پس زن یربعام برخاسته، و روانه شده، به ترصه آمد و به مجرد رسیدنش به آستانه خانه، پسر مرد. bible_en_fa And Jeroboam's wife did so, and arose, and went to Shiloh, and came to the house of Ahijah. But Ahijah could not see; for his eyes were set by reason of his age. و تمامی اسرائیل او را دفن کردند وبرایش ماتم گرفتند، موافق کلام خداوند که به واسطه بنده خود، اخیای نبی گفته بود. bible_en_fa And the LORD said unto Ahijah, Behold, the wife of Jeroboam cometh to ask a thing of thee for her son; for he is sick: thus and thus shalt thou say unto her: for it shall be, when she cometh in, that she shall feign herself to be another woman. و بقیه وقایع یربعام که چگونه جنگ کرد و چگونه سلطنت نمود اینک در کتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مکتوب است. bible_en_fa And it was so, when Ahijah heard the sound of her feet as she came in at the door, that he said, Come in, thou wife of Jeroboam; why feignest thou thyself to be another? for I am sent to thee with heavy tidings. و ایامی که یربعام سلطنت نمود، بیست و دو سال بود. پس باپدران خود خوابید و پسرش ناداب به‌جایش پادشاه شد. bible_en_fa Go, tell Jeroboam, Thus saith the LORD God of Israel, Forasmuch as I exalted thee from among the people, and made thee prince over my people Israel, و رحبعام بن سلیمان در یهودا سلطنت می‌کرد، و رحبعام چون پادشاه شد چهل و یک ساله بود و در اورشلیم، شهری که خداوند از تمام اسباط اسرائیل برگزید تا اسم خود را در آن بگذارد، هفده سال پادشاهی کرد. و اسم مادرش نعمه عمونیه بود. bible_en_fa And rent the kingdom away from the house of David, and gave it thee: and yet thou hast not been as my servant David, who kept my commandments, and who followed me with all his heart, to do that only which was right in mine eyes; و یهودا در نظر خداوندشرارت ورزیدند، و به گناهانی که کردند، بیشتر ازهر‌آنچه پدران ایشان کرده بودند، غیرت او را به هیجان آوردند. bible_en_fa But hast done evil above all that were before thee: for thou hast gone and made thee other gods, and molten images, to provoke me to anger, and hast cast me behind thy back: و ایشان نیز مکانهای بلند وستونها و اشیریم بر هر تل بلند و زیر هر درخت سبز بنا نمودند. bible_en_fa Therefore, behold, I will bring evil upon the house of Jeroboam, and will cut off from Jeroboam him that pisseth against the wall, and him that is shut up and left in Israel, and will take away the remnant of the house of Jeroboam, as a man taketh away dung, till it be all gone. و الواط نیز در زمین بودند وموافق رجاسات امتهایی که خداوند از حضوربنی‌اسرائیل اخراج نموده بود، عمل می‌نمودند. bible_en_fa Him that dieth of Jeroboam in the city shall the dogs eat; and him that dieth in the field shall the fowls of the air eat: for the LORD hath spoken it. و در سال پنجم رحبعام پادشاه واقع شد که شیشق پادشاه مصر به اورشلیم برآمد. bible_en_fa Arise thou therefore, get thee to thine own house: and when thy feet enter into the city, the child shall die. وخزانه های خانه خداوند و خزانه های خانه پادشاه را گرفت و همه‌چیز را برداشت و جمیع سپرهای طلایی که سلیمان ساخته بود، برد. bible_en_fa And all Israel shall mourn for him, and bury him: for he only of Jeroboam shall come to the grave, because in him there is found some good thing toward the LORD God of Israel in the house of Jeroboam. و رحبعام پادشاه به عوض آنها سپرهای برنجین ساخت وآنها را به‌دست سرداران شاطرانی که در خانه پادشاه را نگاهبانی می‌کردند، سپرد. bible_en_fa Moreover the LORD shall raise him up a king over Israel, who shall cut off the house of Jeroboam that day: but what? even now. و هر وقتی که پادشاه به خانه خداوند داخل می‌شد، شاطران آنها را برمی داشتند و آنها را به حجره شاطران باز می آوردند. bible_en_fa For the LORD shall smite Israel, as a reed is shaken in the water, and he shall root up Israel out of this good land, which he gave to their fathers, and shall scatter them beyond the river, because they have made their groves, provoking the LORD to anger. و بقیه وقایع رحبعام و هرچه کرد، آیا درکتاب تواریخ ایام پادشاهان یهودا مکتوب نیست؟ bible_en_fa And he shall give Israel up because of the sins of Jeroboam, who did sin, and who made Israel to sin. و در میان رحبعام و یربعام درتمامی روزهای ایشان جنگ می‌بود.ورحبعام با پدران خویش خوابید و در شهر داود باپدران خود دفن شد، و اسم مادرش نعمه عمونیه بود و پسرش ابیام در جایش پادشاهی نمود. bible_en_fa And Jeroboam's wife arose, and departed, and came to Tirzah: and when she came to the threshold of the door, the child died; ورحبعام با پدران خویش خوابید و در شهر داود باپدران خود دفن شد، و اسم مادرش نعمه عمونیه بود و پسرش ابیام در جایش پادشاهی نمود. bible_en_fa And they buried him; and all Israel mourned for him, according to the word of the LORD, which he spake by the hand of his servant Ahijah the prophet. و در سال هجدهم پادشاهی یربعام بن نباط، ابیام، بر یهودا پادشاه شد. bible_en_fa And the rest of the acts of Jeroboam, how he warred, and how he reigned, behold, they are written in the book of the chronicles of the kings of Israel. سه سال در اورشلیم سلطنت نمود و اسم مادرش معکه دختر ابشالوم بود. bible_en_fa And the days which Jeroboam reigned were two and twenty years: and he slept with this fathers, and Nadab his son reigned in his stead. و در تمامی گناهانی که پدرش قبل از او کرده بود، سلوک می‌نمود، ودلش با یهوه، خدایش مثل دل پدرش داود کامل نبود. bible_en_fa And Rehoboam the son of Solomon reigned in Judah. Rehoboam was forty and one years old when he began to reign, and he reigned seventeen years in Jerusalem, the city which the LORD did choose out of all the tribes of Israel, to put his name there. And his mother's name was Naamah an Ammonitess. اما یهوه، خدایش به‌خاطر داود وی رانوری در اورشلیم داد تا پسرش را بعد از اوبرقرار گرداند، و اورشلیم را استوار نماید. bible_en_fa And Judah did evil in the sight of the LORD, and they provoked him to jealousy with their sins which they had committed, above all that their fathers had done. چونکه داود آنچه در نظر خداوند راست بود، بجا می‌آورد و از هرچه او را امر فرموده، تمام روزهای عمرش تجاوز ننموده بود، مگر در امراوریای حتی. bible_en_fa For they also built them high places, and images, and groves, on every high hill, and under every green tree. و در میان رحبعام و یربعام تمام روزهای عمرش جنگ بود. bible_en_fa And there were also sodomites in the land: and they did according to all the abominations of the nations which the LORD cast out before the children of Israel. و بقیه وقایع ابیام وهرچه کرد، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان یهودا مکتوب نیست؟ و در میان ابیام و یربعام جنگ بود. bible_en_fa And it came to pass in the fifth year of king Rehoboam, that Shishak king of Egypt came up against Jerusalem: و ابیام با پدران خویش خوابید و او رادر شهر دفن کردند و پسرش آسا در جایش سلطنت نمود. bible_en_fa And he took away the treasures of the house of the LORD, and the treasures of the king's house; he even took away all: and he took away all the shields of gold which Solomon had made. و در سال بیستم یربعام پادشاه اسرائیل، آسابر یهودا پادشاه شد. bible_en_fa And king Rehoboam made in their stead brasen shields, and committed them unto the hands of the chief of the guard, which kept the door of the king's house. و در اورشلیم چهل و یک سال پادشاهی کرد و اسم مادرش معکه دخترابشالوم بود. bible_en_fa And it was so, when the king went into the house of the LORD, that the guard bare them, and brought them back into the guard chamber. و آسا آنچه در نظر خداوند راست بود، مثل پدرش، داود عمل نمود. bible_en_fa Now the rest of the acts of Rehoboam, and all that he did, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Judah? و الواط را ازولایت بیرون کرد و بت هایی را که پدرانش ساخته بودند، دور نمود. bible_en_fa And there was war between Rehoboam and Jeroboam all their days. و مادر خود، معکه را نیز ازملکه بودن معزول کرد، زیرا که او تمثالی به جهت اشیره ساخته بود. و آسا تمثال او را قطع نموده، آن را در وادی قدرون سوزانید. bible_en_fa And Rehoboam slept with his fathers, and was buried with his fathers in the city of David. And his mother's name was Naamah an Ammonitess. And Abijam his son reigned in his stead. اما مکان های بلند برداشته نشد لیکن دل آسا در تمام ایامش باخداوند کامل می‌بود. bible_en_fa Now in the eighteenth year of king Jeroboam the son of Nebat reigned Abijam over Judah. و چیزهایی را که پدرش وقف کرده و آنچه خودش وقف نموده بود، از نقره و طلا و ظروف، در خانه خداونددرآورد. bible_en_fa Three years reigned he in Jerusalem. And his mother's name was Maachah, the daughter of Abishalom. و در میان آسا و بعشا، پادشاه اسرائیل، تمام روزهای ایشان جنگ می‌بود. bible_en_fa And he walked in all the sins of his father, which he had done before him: and his heart was not perfect with the LORD his God, as the heart of David his father. و بعشاپادشاه اسرائیل بر یهودا برآمده، رامه را بنا کرد تانگذارد که کسی نزد آسا، پادشاه یهودا رفت و آمدنماید. bible_en_fa Nevertheless for David's sake did the LORD his God give him a lamp in Jerusalem, to set up his son after him, and to establish Jerusalem: آنگاه آسا تمام نقره و طلا را که درخزانه های خانه خداوند و خزانه های خانه پادشاه باقی‌مانده بود گرفته، آن را به‌دست بندگان خودسپرد و آسا پادشاه ایشان را نزد بنهدد بن طبرمون بن حزیون، پادشاه ارام که در دمشق ساکن بودفرستاده، گفت: bible_en_fa Because David did that which was right in the eyes of the LORD, and turned not aside from any thing that he commanded him all the days of his life, save only in the matter of Uriah the Hittite. «در میان من و تو و در میان پدرمن و پدر تو عهد بوده است، اینک هدیه‌ای از نقره و طلا نزد تو فرستادم، پس بیا و عهد خود را بابعشا، پادشاه اسرائیل بشکن تا او از نزد من برود.» bible_en_fa And there was war between Rehoboam and Jeroboam all the days of his life. و بنهدد، آسا پادشاه را اجابت نموده، سرداران افواج خود را بر شهرهای اسرائیل فرستاد و عیون ودان و آبل بیت معکه و تمامی کنروت را با تمامی زمین نفتالی مغلوب ساخت. bible_en_fa Now the rest of the acts of Abijam, and all that he did, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Judah? And there was war between Abijam and Jeroboam. و چون بعشا این را شنید بنا نمودن رامه را ترک کرده، در ترصه اقامت نمود. bible_en_fa And Abijam slept with his fathers; and they buried him in the city of David: and Asa his son reigned in his stead. و آسا پادشاه در تمام یهودا ندادرداد که احدی از آن مستثنی نبود تا ایشان سنگهای رامه و چوب آن را که بعشا بنا می‌کردبرداشتند، و آسا پادشاه جبع بنیامین و مصفه را باآنها بنا نمود. bible_en_fa And in the twentieth year of Jeroboam king of Israel reigned Asa over Judah. و بقیه تمامی وقایع آسا و تهور اوو هرچه کرد و شهرهایی که بنا نمود، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان یهودا مذکور نیست؟ اما درزمان پیریش درد پا داشت. bible_en_fa And forty and one years reigned he in Jerusalem. And his mother's name was Maachah, the daughter of Abishalom. و آسا با پدران خویش خوابید و او را در شهر داود با پدرانش دفن کردند، و پسرش یهوشافاط در جایش سلطنت نمود. bible_en_fa And Asa did that which was right in the eyes of the LORD, as did David his father. و در سال دوم آسا، پادشاه یهودا، ناداب بن یربعام بر اسرائیل پادشاه شد، و دو سال براسرائیل پادشاهی کرد. bible_en_fa And he took away the sodomites out of the land, and removed all the idols that his fathers had made. و آنچه در نظر خداوندناپسند بود، بجا می‌آورد. و به راه پدر خود و به گناه او که اسرائیل را به آن مرتکب ساخته بود، سلوک می‌نمود. bible_en_fa And also Maachah his mother, even her he removed from being queen, because she had made an idol in a grove; and Asa destroyed her idol, and burnt it by the brook Kidron. و بعشا ابن اخیا که از خاندان یساکار بود، بروی فتنه انگیخت و بعشا او را در جبتون که از آن فلسطینیان بود، کشت و ناداب و تمامی اسرائیل، جبتون را محاصره نموده بودند. bible_en_fa But the high places were not removed: nevertheless Asa's heart was perfect with the LORD all his days. و در سال سوم آسا، پادشاه یهودا، بعشا او را کشت و درجایش سلطنت نمود. bible_en_fa And he brought in the things which his father had dedicated, and the things which himself had dedicated, into the house of the LORD, silver, and gold, and vessels. و چون او پادشاه شد، تمام خاندان یربعام را کشت و کسی را برای یربعام زنده نگذاشت تا همه را هلاک کرد موافق کلام خداوند که به واسطه بنده خود اخیای شیلونی گفته بود. bible_en_fa And there was war between Asa and Baasha king of Israel all their days. و این به‌سبب گناهانی شد که یربعام ورزیده، و اسرائیل را به آنها مرتکب گناه ساخته، و خشم یهوه، خدای اسرائیل را به آنها به هیجان آورده بود. bible_en_fa And Baasha king of Israel went up against Judah, and built Ramah, that he might not suffer any to go out or come in to Asa king of Judah. و بقیه وقایع ناداب و هرچه کرد، آیا درکتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مکتوب نیست؟ bible_en_fa Then Asa took all the silver and the gold that were left in the treasures of the house of the LORD, and the treasures of the king's house, and delivered them into the hand of his servants: and king Asa sent them to Ben-hadad, the son of Tabrimon, the son of Hezion, king of Syria, that dwelt at Damascus, saying, و در میان آسا و بعشا، پادشاه اسرائیل، در تمام روزهای ایشان جنگ می‌بود. bible_en_fa There is a league between me and thee, and between my father and thy father: behold, I have sent unto thee a present of silver and gold; come and break thy league with Baasha king of Israel, that he may depart from me. در سال سوم آسا، پادشاه یهودا، بعشا ابن اخیا بر تمامی اسرائیل در ترصه پادشاه شد وبیست و چهار سال سلطنت نمود.و آنچه درنظر خداوند ناپسند بود، می‌کرد و به راه یربعام وبه گناهی که اسرائیل را به آن مرتکب گناه ساخته بود، سلوک می‌نمود. bible_en_fa So Ben-hadad hearkened unto king Asa, and sent the captains of the hosts which he had against the cities of Israel, and smote Ijon, and Dan, and Abel-beth-maachah, and all Cinneroth, with all the land of Naphtali. و آنچه درنظر خداوند ناپسند بود، می‌کرد و به راه یربعام وبه گناهی که اسرائیل را به آن مرتکب گناه ساخته بود، سلوک می‌نمود. bible_en_fa And it came to pass, when Baasha heard thereof, that he left off building of Ramah, and dwelt in Tirzah. و کلام خداوند بر ییهو ابن حنانی درباره بعشا نازل شده، گفت: bible_en_fa Then king Asa made a proclamation throughout all Judah; none was exempted: and they took away the stones of Ramah, and the timber thereof, wherewith Baasha had builded; and king Asa built with them Geba of Benjamin, and Mizpah. «چونکه تو را ازخاک برافراشتم و تو را بر قوم خود، اسرائیل پیشوا ساختم اما تو به راه یربعام سلوک نموده، قوم من، اسرائیل را مرتکب گناه ساخته، تا ایشان خشم مرا از گناهان خود به هیجان آورند. bible_en_fa The rest of all the acts of Asa, and all his might, and all that he did, and the cities which he built, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Judah? Nevertheless in the time of his old age he was diseased in his feet. اینک من بعشا و خانه او را بالکل تلف خواهم نمود وخانه تو را مثل خانه یربعام بن نباط خواهم گردانید. bible_en_fa And Asa slept with his fathers, and was buried with his fathers in the city of David his father: and Jehoshaphat his son reigned in his stead. آن را که از بعشا در شهر بمیرد، سگان بخورند و آن را که در صحرا بمیرد، مرغان هوابخورند.» bible_en_fa And Nadab the son of Jeroboam began to reign over Israel in the second year of Asa king of Judah, and reigned over Israel two years. و بقیه وقایع بعشا و آنچه کرد و تهور او، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مکتوب نیست؟ bible_en_fa And he did evil in the sight of the LORD, and walked in the way of his father, and in his sin wherewith he made Israel to sin. پس بعشا با پدران خود خوابید و درترصه مدفون شد و پسرش ایله در جایش پادشاه شد. bible_en_fa And Baasha the son of Ahijah, of the house of Issachar, conspired against him; and Baasha smote him at Gibbethon, which belonged to the Philistines; for Nadab and all Israel laid siege to Gibbethon. و نیز کلام خداوند بر ییهوابن حنانی نبی نازل شد، درباره بعشا و خاندانش هم به‌سبب تمام شرارتی که در نظر خداوند بجا آورده، خشم او را به اعمال دستهای خود به هیجان آورد و مثل خاندان یربعام گردید و هم از این سبب که او راکشت. bible_en_fa Even in the third year of Asa king of Judah did Baasha slay him, and reigned in his stead. و در سال بیست و ششم آسا، پادشاه یهودا، ایله بن بعشا در ترصه بر اسرائیل پادشاه شد و دوسال سلطنت نمود. bible_en_fa And it came to pass, when he reigned, that he smote all the house of Jeroboam; he left not to Jeroboam any that breathed, until he had destroyed him, according unto the saying of the LORD, which he spake by his servant Ahijah the Shilonite: و بنده او، زمری که سردارنصف ارابه های او بود، بر او فتنه انگیخت و او درترصه در خانه ارصا که ناظر خانه او در ترصه بود، می‌نوشید و مستی می‌نمود. bible_en_fa Because of the sins of Jeroboam which he sinned, and which he made Israel sin, by his provocation wherewith he provoked the LORD God of Israel to anger. و زمری داخل شده، او را در سال بیست و هفتم آسا، پادشاه یهودا زد و کشت و در جایش سلطنت نمود. bible_en_fa Now the rest of the acts of Nadab, and all that he did, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Israel? و چون پادشاه شد و بر کرسی وی بنشست، تمام خاندان بعشا را زد چنانکه یک مرد از اقربا و اصحاب او را برایش باقی نگذاشت. bible_en_fa And there was war between Asa and Baasha king of Israel all their days. پس زمری تمامی خاندان بعشا را موافق کلامی که خداوند به واسطه ییهوی نبی درباره بعشا گفته بود، هلاک کرد. bible_en_fa In the third year of Asa king of Judah began Baasha the son of Ahijah to reign over all Israel in Tirzah, twenty and four years. به‌سبب تمامی گناهانی که بعشا و گناهانی که پسرش ایله کرده، و اسرائیل را به آنها مرتکب گناه ساخته بودند، به طوری که ایشان به اباطیل خویش خشم یهوه، خدای اسرائیل رابه هیجان آورد. bible_en_fa And he did evil in the sight of the LORD, and walked in the way of Jeroboam, and in his sin wherewith he made Israel to sin. و بقیه وقایع ایله و هرچه کرد، آیا درکتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مکتوب نیست. bible_en_fa Then the word of the LORD came to Jehu the son of Hanani against Baasha, saying, در سال بیست و هفتم آسا، پادشاه یهودا، زمری در ترصه هفت روز سلطنت نمود و قوم دربرابر جبتون که از آن فلسطینیان بود، اردو زده بودند. bible_en_fa Forasmuch as I exalted thee out of the dust, and made thee prince over my people Israel; and thou hast walked in the way of Jeroboam, and hast made my people Israel to sin, to provoke me to anger with their sins; و قومی که در اردو بودند، شنیدند که زمری فتنه برانگیخته و پادشاه را نیز کشته است. پس تمامی اسرائیل، عمری را که سردار لشکربود، در همان روز بر تمامی اسرائیل در اردوپادشاه ساختند. bible_en_fa Behold, I will take away the posterity of Baasha, and the posterity of his house; and will make thy house like the house of Jeroboam the son of Nebat. آنگاه عمری و تمام اسرائیل با وی از جبتون برآمده، ترصه را محاصره نمودند. bible_en_fa Him that dieth of Baasha in the city shall the dogs eat; and him that dieth of his in the fields shall the fowls of the air eat. و چون زمری دید که شهر گرفته شد، به قصر خانه پادشاه داخل شده، خانه پادشاه را برسر خویش به آتش سوزانید و مرد. bible_en_fa Now the rest of the acts of Baasha, and what he did, and his might, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Israel? و این به‌سبب گناهانی بود که ورزید و آنچه را که در نظرخداوند ناپسند بود بجا آورد، و به راه یربعام و به گناهی که او ورزیده بود، سلوک نموده، اسرائیل را نیز مرتکب گناه ساخت. bible_en_fa So Baasha slept with his fathers, and was buried in Tirzah: and Elah his son reigned in his stead. و بقیه وقایع زمری و فتنه‌ای که او برانگیخته بود، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مکتوب نیست؟ bible_en_fa And also by the hand of the prophet Jehu the son of Hanani came the word of the LORD against Baasha, and against his house, even for all the evil that he did in the sight of the LORD, in provoking him to anger with the work of his hands, in being like the house of Jeroboam; and because he killed him. آنگاه قوم اسرائیل به دو فرقه تقسیم شدندو نصف قوم تابع تبنی پسر جینت گشتند تا او راپادشاه سازند و نصف دیگر تابع عمری. bible_en_fa In the twenty and sixth year of Asa king of Judah began Elah the son of Baasha to reign over Israel in Tirzah, two years. اماقومی که تابع عمری بودند بر قومی که تابع تبنی پسر جینت بودند، غالب آمدند پس تبنی مرد وعمری سلطنت نمود. bible_en_fa And his servant Zimri, captain of half his chariots, conspired against him, as he was in Tirzah, drinking himself drunk in the house of Arza steward of his house in Tirzah. در سال سی و یکم آسا، پادشاه یهودا، عمری بر اسرائیل پادشاه شد ودوازده سال سلطنت نمود؛ شش سال در ترصه سلطنت کرد. bible_en_fa And Zimri went in and smote him, and killed him, in the twenty and seventh year of Asa king of Judah, and reigned in his stead. پس کوه سامره را از سامر به دو وزنه نقره خرید و در آن کوه بنایی ساخت و شهری را که بنا کرد به نام سامر که مالک کوه بود، سامره نامید. bible_en_fa And it came to pass, when he began to reign, as soon as he sat on his throne, that he slew all the house of Baasha: he left him not one that pisseth against a wall, neither of his kinsfolks, nor of his friends. و عمری آنچه در نظر خداوند ناپسند بود، به عمل آورد و از همه آنانی که پیش از او بودند، بدتر کرد. bible_en_fa Thus did Zimri destroy all the house of Baasha, according to the word of the LORD, which he spake against Baasha by Jehu the prophet, زیرا که به تمامی راههای یربعام بن نباط و به گناهانی که اسرائیل را به آنها مرتکب گناه ساخته بود به طوری که ایشان به اباطیل خویش خشم یهوه، خدای اسرائیل را به هیجان آورد، سلوک می‌نمود. bible_en_fa For all the sins of Baasha, and the sins of Elah his son, by which they sinned, and by which they made Israel to sin, in provoking the LORD God of Israel to anger with their vanities. و بقیه اعمال عمری که کرد و تهوری که نمود، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مکتوب نیست؟ bible_en_fa Now the rest of the acts of Elah, and all that he did, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Israel? پس عمری با پدران خویش خوابید و در سامره مدفون شد وپسرش اخاب در جایش سلطنت نمود. bible_en_fa In the twenty and seventh year of Asa king of Judah did Zimri reign seven days in Tirzah. And the people were encamped against Gibbethon, which belonged to the Philistines. و اخاب بن عمری در سال سی و هشتم آسا، پادشاه یهودا، بر اسرائیل پادشاه شد، واخاب بن عمری بر اسرائیل در سامره بیست و دوسال سلطنت نمود. bible_en_fa And the people that were encamped heard say, Zimri hath conspired, and hath also slain the king: wherefore all Israel made Omri, the captain of the host, king over Israel that day in the camp. و اخاب بن عمری از همه آنانی که قبل از او بودند در نظر خداوند بدتر کرد. bible_en_fa And Omri went up from Gibbethon, and all Israel with him, and they besieged Tirzah. و گویا سلوک نمودن او به گناهان یربعام بن نباط سهل می‌بود که ایزابل، دختر اتبعل، پادشاه صیدونیان را نیز به زنی گرفت و رفته، بعل راعبادت نمود و او را سجده کرد. bible_en_fa And it came to pass, when Zimri saw that the city was taken, that he went into the palace of the king's house, and burnt the king's house over him with fire, and died, و مذبحی به جهت بعل در خانه بعل که در سامره ساخته بود، برپا نمود. bible_en_fa For his sins which he sinned in doing evil in the sight of the LORD, in walking in the way of Jeroboam, and in his sin which he did, to make Israel to sin. و اخاب اشیره را ساخت و اخاب در اعمال خود افراط نموده، خشم یهوه، خدای اسرائیل را بیشتر از جمیع پادشاهان اسرائیل که قبل از او بودند، به هیجان آورد.و در ایام او، حیئیل بیت ئیلی، اریحا را بنا کرد و بنیادش را برنخست زاده خود ابیرام نهاد و دروازه هایش را بر پسر کوچک خود سجوب برپا کرد موافق کلام خداوند که به واسطه یوشع بن نون گفته بود. bible_en_fa Now the rest of the acts of Zimri, and his treason that he wrought, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Israel? و در ایام او، حیئیل بیت ئیلی، اریحا را بنا کرد و بنیادش را برنخست زاده خود ابیرام نهاد و دروازه هایش را بر پسر کوچک خود سجوب برپا کرد موافق کلام خداوند که به واسطه یوشع بن نون گفته بود. bible_en_fa Then were the people of Israel divided into two parts: half of the people followed Tibni the son of Ginath, to make him king; and half followed Omri. و ایلیای تشبی که از ساکنان جلعاد بود، به اخاب گفت: «به حیات یهوه، خدای اسرائیل که به حضور وی ایستاده‌ام قسم که دراین سالها شبنم و باران جز به کلام من نخواهدبود.» bible_en_fa But the people that followed Omri prevailed against the people that followed Tibni the son of Ginath: so Tibni died, and Omri reigned. و کلام خداوند بر وی نازل شده، گفت: bible_en_fa In the thirty and first year of Asa king of Judah began Omri to reign over Israel, twelve years: six years reigned he in Tirzah. «ازاینجا برو و به طرف مشرق توجه نما و خویشتن را نزد نهر کریت که در مقابل اردن است، پنهان کن. bible_en_fa And he bought the hill Samaria of Shemer for two talents of silver, and built on the hill, and called the name of the city which he built, after the name of Shemer, owner of the hill, Samaria. و از نهر خواهی نوشید و غرابها را امر فرموده‌ام که تو را در آنجا بپرورند.» bible_en_fa But Omri wrought evil in the eyes of the LORD, and did worse than all that were before him. پس روانه شده، موافق کلام خداوند عمل نموده، و رفته نزد نهرکریت که در مقابل اردن است، ساکن شد. bible_en_fa For he walked in all the way of Jeroboam the son of Nebat, and in his sin wherewith he made Israel to sin, to provoke the LORD God of Israel to anger with their vanities. وغرابها در صبح، نان و گوشت برای وی و در شام، نان و گوشت می‌آوردند و از نهر می‌نوشید. bible_en_fa Now the rest of the acts of Omri which he did, and his might that he shewed, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Israel? وبعد از انقضای روزهای چند، واقع شد که نهرخشکید زیرا که باران در زمین نبود. bible_en_fa So Omri slept with his fathers, and was buried in Samaria: and Ahab his son reigned in his stead. و کلام خداوند بر وی نازل شده، گفت: bible_en_fa And in the thirty and eighth year of Asa king of Judah began Ahab the son of Omri to reign over Israel: and Ahab the son of Omri reigned over Israel in Samaria twenty and two years. «برخاسته، به صرفه که نزد صیدون است برو ودر آنجا ساکن بشو، اینک به بیوه‌زنی در آنجا امرفرموده‌ام که تو را بپرورد.» bible_en_fa And Ahab the son of Omri did evil in the sight of the LORD above all that were before him. پس برخاسته، به صرفه رفت و چون نزد دروازه شهر رسید اینک بیوه‌زنی در آنجا هیزم برمی چید، پس او را صدازده، گفت: «تمنا اینکه جرعه‌ای آب در ظرفی برای من بیاوری تا بنوشم.» bible_en_fa And it came to pass, as if it had been a light thing for him to walk in the sins of Jeroboam the son of Nebat, that he took to wife Jezebel the daughter of Ethbaal king of the Zidonians, and went and served Baal, and worshipped him. و چون به جهت آوردن آن می‌رفت وی را صدا زده، گفت: «لقمه‌ای نان برای من در دست خود بیاور.» bible_en_fa And he reared up an altar for Baal in the house of Baal, which he had built in Samaria. اوگفت: «به حیات یهوه، خدایت قسم که قرص نانی ندارم، بلکه فقط یک مشت آرد در تاپو و قدری روغن در کوزه، و اینک دو چوبی برمی چینم تارفته، آن را برای خود و پسرم بپزم که بخوریم وبمیرم.» bible_en_fa And Ahab made a grove; and Ahab did more to provoke the LORD God of Israel to anger than all the kings of Israel that were before him. ایلیا وی را گفت: «مترس، برو و به طوری که گفتی بکن. لیکن اول گرده‌ای کوچک ازآن برای من بپز و نزد من بیاور، و بعد از آن برای خود و پسرت بپز. bible_en_fa In his days did Hiel the Bethelite build Jericho: he laid the foundation thereof in Abiram his firstborn, and set up the gates thereof in his youngest son Segub, according to the word of the LORD, which he spake by Joshua the son of Nun. زیرا که یهوه، خدای اسرائیل، چنین می‌گوید که تا روزی که خداوندباران بر زمین نباراند، تاپوی آرد تمام نخواهدشد، و کوزه روغن کم نخواهد گردید.» bible_en_fa And Elijah the Tishbite, who was of the inhabitants of Gilead, said unto Ahab, As the LORD God of Israel liveth, before whom I stand, there shall not be dew nor rain these years, but according to my word. پس رفته، موافق کلام ایلیا عمل نمود. و زن و او وخاندان زن، روزهای بسیار خوردند. bible_en_fa And the word of the LORD came unto him, saying, و تاپوی آرد تمام نشد و کوزه روغن کم نگردید، موافق کلام خداوند که به واسطه ایلیا گفته بود. bible_en_fa Get thee hence, and turn thee eastward, and hide thyself by the brook Cherith, that is before Jordan. و بعد از این امور واقع شد که پسر آن زن که صاحب‌خانه بود، بیمار شد. و مرض او چنان سخت شد که نفسی در او باقی نماند. bible_en_fa And it shall be, that thou shalt drink of the brook; and I have commanded the ravens to feed thee there. و به ایلیاگفت: «ای مرد خدا مرا با تو چه‌کار است؟ آیا نزدمن آمدی تا گناه مرا بیاد آوری و پسر مرابکشی؟» bible_en_fa So he went and did according unto the word of the LORD: for he went and dwelt by the brook Cherith, that is before Jordan. او وی را گفت: «پسرت را به من بده.» پس او را از آغوش وی گرفته، به بالاخانه‌ای که درآن ساکن بود، برد و او را بر بستر خود خوابانید. bible_en_fa And the ravens brought him bread and flesh in the morning, and bread and flesh in the evening; and he drank of the brook. و نزد خداوند استغاثه نموده، گفت: «ای یهوه، خدای من، آیا به بیوه‌زنی نیز که من نزد او ماواگزیده‌ام بلا رسانیدی و پسر او را کشتی؟» bible_en_fa And it came to pass after a while, that the brook dried up, because there had been no rain in the land. آنگاه خویشتن را سه مرتبه بر پسر دراز کرده، نزد خداوند استغاثه نموده، گفت: «ای یهوه، خدای من، مسالت اینکه جان این پسر به وی برگردد.» bible_en_fa And the word of the LORD came unto him, saying, و خداوند آواز ایلیا را اجابت نمود وجان پسر به وی برگشت که زنده شد. bible_en_fa Arise, get thee to Zarephath, which belongeth to Zidon, and dwell there: behold, I have commanded a widow woman there to sustain thee. و ایلیاپسر را گرفته، او را از بالاخانه به خانه به زیر آوردو به مادرش سپرد و ایلیا گفت: «ببین که پسرت زنده است!پس آن زن به ایلیا گفت: «الان از این دانستم که تو مرد خدا هستی و کلام خداوند دردهان تو راست است.» bible_en_fa So he arose and went to Zarephath. And when he came to the gate of the city, behold, the widow woman was there gathering of sticks: and he called to her, and said, Fetch me, I pray thee, a little water in a vessel, that I may drink. پس آن زن به ایلیا گفت: «الان از این دانستم که تو مرد خدا هستی و کلام خداوند دردهان تو راست است.» bible_en_fa And as she was going to fetch it, he called to her, and said, Bring me, I pray thee, a morsel of bread in thine hand. و بعد از روزهای بسیار، کلام خداونددر سال سوم، به ایلیا نازل شده، گفت: «برو و خود را به اخاب بنما و من بر زمین باران خواهم بارانید.» bible_en_fa And she said, As the LORD thy God liveth, I have not a cake, but an handful of meal in a barrel, and a little oil in a cruse: and, behold, I am gathering two sticks, that I may go in and dress it for me and my son, that we may eat it, and die. پس ایلیا روانه شد تا خود را به اخاب بنماید و قحط در سامره سخت بود. bible_en_fa And Elijah said unto her, Fear not; go and do as thou hast said: but make me thereof a little cake first, and bring it unto me, and after make for thee and for thy son. واخاب عوبدیا را که ناظر خانه او بود، احضار نمودو عوبدیا از خداوند بسیار می‌ترسید. bible_en_fa For thus saith the LORD God of Israel, The barrel of meal shall not waste, neither shall the cruse of oil fail, until the day that the LORD sendeth rain upon the earth. و هنگامی که ایزابل انبیای خداوند را هلاک می‌ساخت، عوبدیا صد نفر از انبیا را گرفته، ایشان را پنجاه پنجاه در مغاره پنهان کرد و ایشان را به نان و آب پرورد. bible_en_fa And she went and did according to the saying of Elijah: and she, and he, and her house, did eat many days. و اخاب به عوبدیا گفت: «در زمین نزدتمامی چشمه های آب و همه نهرها برو که شایدعلف پیدا کرده، اسبان و قاطران را زنده نگاه داریم و همه بهایم از ما تلف نشوند.» bible_en_fa And the barrel of meal wasted not, neither did the cruse of oil fail, according to the word of the LORD, which he spake by Elijah. پس زمین را درمیان خود تقسیم کردند تا در آن عبور نمایند؛ اخاب به یک راه تنها رفت، و عوبدیا به راه دیگر، تنها رفت. bible_en_fa And it came to pass after these things, that the son of the woman, the mistress of the house, fell sick; and his sickness was so sore, that there was no breath left in him. و چون عوبدیا در راه بود، اینک ایلیا بدوبرخورد و او وی را شناخته، به روی خود درافتاده، گفت: «آیا آقای من ایلیا، تو هستی؟» bible_en_fa And she said unto Elijah, What have I to do with thee, O thou man of God? art thou come unto me to call my sin to remembrance, and to slay my son? او را جواب داد که «من هستم، برو و به آقای خودبگو که اینک ایلیاست.» bible_en_fa And he said unto her, Give me thy son. And he took him out of her bosom, and carried him up into a loft, where he abode, and laid him upon his own bed. گفت: «چه گناه کرده‌ام که بنده خود را به‌دست اخاب تسلیم می‌کنی تامرا بکشد. bible_en_fa And he cried unto the LORD, and said, O LORD my God, hast thou also brought evil upon the widow with whom I sojourn, by slaying her son? به حیات یهوه، خدای تو قسم که قومی و مملکتی نیست، که آقایم به جهت طلب تو آنجا نفرستاده باشد و چون می‌گفتند که اینجانیست به آن مملکت و قوم قسم می‌داد که تو رانیافته‌اند. bible_en_fa And he stretched himself upon the child three times, and cried unto the LORD, and said, O LORD my God, I pray thee, let this child's soul come into him again. و حال می‌گویی برو به آقای خودبگو که اینک ایلیاست؟ bible_en_fa And the LORD heard the voice of Elijah; and the soul of the child came into him again, and he revived. و واقع خواهد شد که چون از نزد تو رفته باشم، روح خداوند تو را به‌جایی که نمی دانم، بردارد و وقتی که بروم و به اخاب خبر دهم و او تو را نیابد، مرا خواهد کشت. و بنده ات از طفولیت خود از خداوند می‌ترسد. bible_en_fa And Elijah took the child, and brought him down out of the chamber into the house, and delivered him unto his mother: and Elijah said, See, thy son liveth. مگر آقایم اطلاع ندارد از آنچه من هنگامی که ایزابل انبیای خداوند را می‌کشت کردم، که چگونه صد نفر از انبیای خداوند را پنجاه پنجاه در مغاره‌ای پنهان کرده، ایشان را به نان و آب پروردم. bible_en_fa And the woman said to Elijah, Now by this I know that thou art a man of God, and that the word of the LORD in thy mouth is truth. و حال تو می‌گویی برو و آقای خود رابگو که اینک ایلیاست؟ و مرا خواهد کشت.» bible_en_fa And it came to pass after many days, that the word of the LORD came to Elijah in the third year, saying, Go, shew thyself unto Ahab; and I will send rain upon the earth. ایلیا گفت: «به حیات یهوه، صبایوت که به حضور وی ایستاده‌ام قسم که خود را امروز به وی ظاهر خواهم نمود.» bible_en_fa And Elijah went to shew himself unto Ahab. And there was a sore famine in Samaria. پس عوبدیا برای ملاقات اخاب رفته، او را خبر داد و اخاب به جهت ملاقات ایلیا آمد. bible_en_fa And Ahab called Obadiah, which was the governor of his house. (Now Obadiah feared the LORD greatly: و چون اخاب ایلیا را دید، اخاب وی راگفت: «آیا تو هستی که اسرائیل را مضطرب می‌سازی؟» bible_en_fa For it was so, when Jezebel cut off the prophets of the LORD, that Obadiah took an hundred prophets, and hid them by fifty in a cave, and fed them with bread and water.) گفت: «من اسرائیل را مضطرب نمی سازم، بلکه تو و خاندان پدرت، چونکه اوامرخداوند را ترک کردید و تو پیروی بعلیم رانمودی. bible_en_fa And Ahab said unto Obadiah, Go into the land, unto all fountains of water, and unto all brooks: peradventure we may find grass to save the horses and mules alive, that we lose not all the beasts. پس الان بفرست و تمام اسرائیل را نزد من بر کوه کرمل جمع کن و انبیای بعل را نیزچهارصد و پنجاه نفر، و انبیای اشیریم راچهارصد نفر که بر سفره ایزابل می‌خورند.» bible_en_fa So they divided the land between them to pass throughout it: Ahab went one way by himself, and Obadiah went another way by himself. پس اخاب نزد جمیع بنی‌اسرائیل فرستاده، انبیا را بر کوه کرمل جمع کرد. bible_en_fa And as Obadiah was in the way, behold, Elijah met him: and he knew him, and fell on his face, and said, Art thou that my lord Elijah? و ایلیابه تمامی قوم نزدیک آمده، گفت: «تا به کی درمیان دو فرقه می‌لنگید؟ اگر یهوه خداست، او راپیروی نمایید! و اگر بعل است، وی را پیروی نمایید!» اما قوم در جواب او هیچ نگفتند. bible_en_fa And he answered him, I am: go, tell thy lord, Behold, Elijah is here. پس ایلیا به قوم گفت: من تنها نبی یهوه باقی‌مانده‌ام وانبیای بعل چهارصد و پنجاه نفرند. bible_en_fa And he said, What have I sinned, that thou wouldest deliver thy servant into the hand of Ahab, to slay me? پس به مادو گاو بدهند و یک گاو به جهت خود انتخاب کرده، و آن را قطعه قطعه نموده، آن را بر هیزم بگذارند و آتش ننهند و من گاو دیگر را حاضرساخته، بر هیزم می‌گذارم و آتش نمی نهم. bible_en_fa As the LORD thy God liveth, there is no nation or kingdom, whither my lord hath not sent to seek thee: and when they said, He is not there; he took an oath of the kingdom and nation, that they found thee not. وشما اسم خدای خود را بخوانید و من نام یهوه راخواهم خواند و آن خدایی که به آتش جواب دهد، او خدا باشد.» و تمامی قوم در جواب گفتند: «نیکو گفتی.» bible_en_fa And now thou sayest, Go, tell thy lord, Behold, Elijah is here. پس ایلیا به انبیای بعل گفت: «یک گاو برای خود انتخاب کرده، شما اول آن را حاضر سازید زیرا که بسیار هستید و به نام خدای خود بخوانید، اما آتش نگذارید.» bible_en_fa And it shall come to pass, as soon as I am gone from thee, that the Spirit of the LORD shall carry thee whither I know not; and so when I come and tell Ahab, and he cannot find thee, he shall slay me: but I thy servant fear the LORD from my youth. پس گاو را که به ایشان داده شده بود، گرفتند و آن راحاضر ساخته، نام بعل را از صبح تا ظهر خوانده، می‌گفتند: «ای بعل ما را جواب بده.» لیکن هیچ صدا یا جوابی نبود و ایشان بر مذبحی که ساخته بودند، جست و خیز می‌نمودند. bible_en_fa Was it not told my lord what I did when Jezebel slew the prophets of the LORD, how I hid an hundred men of the LORD's prophets by fifty in a cave, and fed them with bread and water? و به وقت ظهر، ایلیا ایشان را مسخره نموده، گفت: «به آوازبلند بخوانید زیرا که او خداست! شاید متفکراست یا به خلوت رفته، یا در سفر می‌باشد، یاشاید که در خواب است و باید او را بیدار کرد!» bible_en_fa And now thou sayest, Go, tell thy lord, Behold, Elijah is here: and he shall slay me. و ایشان به آواز بلند می‌خواندند و موافق عادت خود خویشتن را به تیغها و نیزه‌ها مجروح می‌ساختند به حدی که خون بر ایشان جاری می‌شد. bible_en_fa And Elijah said, As the LORD of hosts liveth, before whom I stand, I will surely shew myself unto him to day. و بعد از گذشتن ظهر تا وقت گذرانیدن هدیه عصری ایشان نبوت می‌کردند لیکن نه آوازی بود و نه کسی‌که جواب دهد یا توجه نماید. bible_en_fa So Obadiah went to meet Ahab, and told him: and Ahab went to meet Elijah. آنگاه ایلیا به تمامی قوم گفت: «نزد من بیایید.» و تمامی قوم نزد وی آمدند و مذبح یهوه را که خراب شده بود، تعمیر نمود. bible_en_fa And it came to pass, when Ahab saw Elijah, that Ahab said unto him, Art thou he that troubleth Israel? و ایلیاموافق شماره اسباط بنی یعقوب که کلام خداوندبر وی نازل شده، گفته بود که نام تو اسرائیل خواهد بود، دوازده سنگ گرفت. bible_en_fa And he answered, I have not troubled Israel; but thou, and thy father's house, in that ye have forsaken the commandments of the LORD, and thou hast followed Baalim. و به آن سنگها مذبحی به نام یهوه بنا کرد و گرداگرد مذبح خندقی که گنجایش دو پیمانه بزر داشت، ساخت. bible_en_fa Now therefore send, and gather to me all Israel unto mount Carmel, and the prophets of Baal four hundred and fifty, and the prophets of the groves four hundred, which eat at Jezebel's table. و هیزم را ترتیب داد و گاو را قطعه قطعه نموده، آن را بر هیزم گذاشت. پس گفت: «چهار خم از آب پر کرده، آن را بر قربانی سوختنی و هیزم بریزید.» bible_en_fa So Ahab sent unto all the children of Israel, and gathered the prophets together unto mount Carmel. پس گفت: «بار دیگربکنید، » و گفت: «بار سوم بکنید.» و بار سوم کردند. bible_en_fa And Elijah came unto all the people, and said, How long halt ye between two opinions? if the LORD be God, follow him: but if Baal, then follow him. And the people answered him not a word. و آب گرداگرد مذبح جاری شد وخندق نیز از آب پر گشت. bible_en_fa Then said Elijah unto the people, I, even I only, remain a prophet of the LORD; but Baal's prophets are four hundred and fifty men. و در وقت گذرانیدن هدیه عصری، ایلیای نبی نزدیک آمده، گفت: «ای یهوه، خدای ابراهیم و اسحاق و اسرائیل، امروز معلوم بشود که تو دراسرائیل خدا هستی و من بنده تو هستم و تمام این کارها را به فرمان تو کرده‌ام. bible_en_fa Let them therefore give us two bullocks; and let them choose one bullock for themselves, and cut it in pieces, and lay it on wood, and put no fire under: and I will dress the other bullock, and lay it on wood, and put no fire under: مرا اجابت فرما‌ای خداوند! مرا اجابت فرما تا این قوم بدانند که تویهوه خدا هستی و اینکه دل ایشان را باز پس گردانیدی.» bible_en_fa And call ye on the name of your gods, and I will call on the name of the LORD: and the God that answereth by fire, let him be God. And all the people answered and said, It is well spoken. آنگاه آتش یهوه افتاده، قربانی سوختنی و هیزم و سنگها و خاک را بلعید و آب را که در خندق بود، لیسید. bible_en_fa And Elijah said unto the prophets of Baal, Choose you one bullock for yourselves, and dress it first; for ye are many; and call on the name of your gods, but put no fire under. و تمامی قوم چون این را دیدند به روی خود افتاده، گفتند: «یهوه، اوخداست! یهوه او خداست!» bible_en_fa And they took the bullock which was given them, and they dressed it, and called on the name of Baal from morning even until noon, saying, O Baal, hear us. But there was no voice, nor any that answered. And they leaped upon the altar which was made. و ایلیا به ایشان گفت: «انبیای بعل را بگیرید و یکی از ایشان رهایی نیابد.» پس ایشان را گرفتند و ایلیا ایشان رانزد نهر قیشون فرود آورده، ایشان را در آنجاکشت. bible_en_fa And it came to pass at noon, that Elijah mocked them, and said, Cry aloud: for he is a god; either he is talking, or he is pursuing, or he is in a journey, or peradventure he sleepeth, and must be awaked. و ایلیا به اخاب گفت: «برآمده، اکل وشرب نما.» زیرا که صدای باران بسیار می‌آید. bible_en_fa And they cried aloud, and cut themselves after their manner with knives and lancets, till the blood gushed out upon them. پس اخاب برآمده، اکل و شرب نمود. و ایلیا برقله کرمل برآمد و به زمین خم شده، روی خود رابه میان زانوهایش گذاشت. bible_en_fa And it came to pass, when midday was past, and they prophesied until the time of the offering of the evening sacrifice, that there was neither voice, nor any to answer, nor any that regarded. و به خادم خودگفت: «بالا رفته، به سوی دریا نگاه کن.» و او بالارفته، نگریست و گفت که چیزی نیست و او گفت: «هفت مرتبه دیگر برو.» bible_en_fa And Elijah said unto all the people, Come near unto me. And all the people came near unto him. And he repaired the altar of the LORD that was broken down. و در مرتبه هفتم گفت که «اینک ابری کوچک به قدر کف دست آدمی ازدریا برمی آید.» او گفت: «برو و به اخاب بگو که ارابه خود را ببند و فرود شو مبادا باران تو را مانع شود.» bible_en_fa And Elijah took twelve stones, according to the number of the tribes of the sons of Jacob, unto whom the word of the LORD came, saying, Israel shall be thy name: و واقع شد که در اندک زمانی آسمان ازابر غلیظ و باد، سیاه فام شد، و باران سخت بارید واخاب سوار شده، به یزرعیل آمد.و دست خداوند بر ایلیا نهاده شده، کمر خود را بست وپیش روی اخاب دوید تا به یزرعیل رسید. bible_en_fa And with the stones he built an altar in the name of the LORD: and he made a trench about the altar, as great as would contain two measures of seed. و دست خداوند بر ایلیا نهاده شده، کمر خود را بست وپیش روی اخاب دوید تا به یزرعیل رسید. bible_en_fa And he put the wood in order, and cut the bullock in pieces, and laid him on the wood, and said, Fill four barrels with water, and pour it on the burnt sacrifice, and on the wood. و اخاب، ایزابل را از آنچه ایلیا کرده، وچگونه جمیع انبیا را به شمشیر کشته بود، خبر داد. bible_en_fa And he said, Do it the second time. And they did it the second time. And he said, Do it the third time. And they did it the third time. و ایزابل رسولی نزد ایلیا فرستاده، گفت: «خدایان به من مثل این بلکه زیاده از این عمل نمایند اگر فردا قریب به این وقت، جان تو را مثل جان یکی از ایشان نسازم.» bible_en_fa And the water ran round about the altar; and he filled the trench also with water. و چون این رافهمید، برخاست و به جهت جان خود روانه شده، به بئرشبع که در یهوداست آمد و خادم خود را درآنجا واگذاشت. bible_en_fa And it came to pass at the time of the offering of the evening sacrifice, that Elijah the prophet came near, and said, LORD God of Abraham, Isaac, and of Israel, let it be known this day that thou art God in Israel, and that I am thy servant, and that I have done all these things at thy word. و خودش سفر یک روزه به بیابان کرده، رفت و زیر درخت اردجی نشست و برای خویشتن مرگ را خواسته، گفت: «ای خداوند بس است! جان مرا بگیر زیرا که از پدرانم بهتر نیستم.» bible_en_fa Hear me, O LORD, hear me, that this people may know that thou art the LORD God, and that thou hast turned their heart back again. وزیر درخت اردج دراز شده، خوابید. و اینک فرشته‌ای او را لمس کرده، به وی گفت: «برخیز وبخور.» bible_en_fa Then the fire of the LORD fell, and consumed the burnt sacrifice, and the wood, and the stones, and the dust, and licked up the water that was in the trench. و چون نگاه کرد، اینک نزد سرش قرصی نان بر ریگهای داغ و کوزه‌ای از آب بود. پس خورد و آشامید و بار دیگر خوابید. bible_en_fa And when all the people saw it, they fell on their faces: and they said, The LORD, he is the God; the LORD, he is the God. وفرشته خداوند بار دیگر برگشته، او را لمس کرد وگفت: «برخیز و بخور زیرا که راه برای تو زیاده است.» bible_en_fa And Elijah said unto them, Take the prophets of Baal; let not one of them escape. And they took them: and Elijah brought them down to the brook Kishon, and slew them there. پس برخاسته، خورد و نوشید و به قوت آن خوراک، چهل روز و چهل شب تا حوریب که کوه خدا باشد، رفت. bible_en_fa And Elijah said unto Ahab, Get thee up, eat and drink; for there is a sound of abundance of rain. و در آنجا به مغاره‌ای داخل شده، شب را در آن بسر برد. bible_en_fa So Ahab went up to eat and to drink. And Elijah went up to the top of Carmel; and he cast himself down upon the earth, and put his face between his knees, او در جواب گفت: «به جهت یهوه، خدای لشکرها، غیرت عظیمی دارم زیرا که بنی‌اسرائیل عهد تو را ترک نموده، مذبح های تو را منهدم ساخته، و انبیای تو را به شمشیر کشته‌اند، و من به تنهایی باقی‌مانده‌ام و قصد هلاکت جان من نیزدارند.» bible_en_fa And said to his servant, Go up now, look toward the sea. And he went up, and looked, and said, There is nothing. And he said, Go again seven times. او گفت: «بیرون آی و به حضور خداوند درکوه بایست.» و اینک خداوند عبور نمود و باد عظیم سخت کوهها را منشق ساخت و صخره هارا به حضور خداوند خرد کرد اما خداوند در بادنبود. و بعد از باد، زلزله شد اما خداوند در زلزله نبود. bible_en_fa And it came to pass at the seventh time, that he said, Behold, there ariseth a little cloud out of the sea, like a man's hand. And he said, Go up, say unto Ahab, Prepare thy chariot, and get thee down, that the rain stop thee not. و بعد از زلزله، آتشی، اما خداوند درآتش نبود و بعد از آتش، آوازی ملایم و آهسته. bible_en_fa And it came to pass in the mean while, that the heaven was black with clouds and wind, and there was a great rain. And Ahab rode, and went to Jezreel. و چون ایلیا این را شنید، روی خود را به ردای خویش پوشانیده، بیرون آمد و در دهنه مغاره ایستاد و اینک هاتفی به او گفت: «ای ایلیا تو را دراینجا چه‌کار است؟» bible_en_fa And the hand of the LORD was on Elijah; and he girded up his loins, and ran before Ahab to the entrance of Jezreel. او در جواب گفت: «به جهت یهوه، خدای لشکرها، غیرت عظیمی دارم زیرا که بنی‌اسرائیل عهد تو را ترک کرده، مذبح های تو را منهدم ساخته‌اند و انبیای تو را به شمشیر کشته‌اند و من به تنهایی باقی‌مانده‌ام وقصد هلاکت جان من نیز دارند.» bible_en_fa And Ahab told Jezebel all that Elijah had done, and withal how he had slain all the prophets with the sword. پس خداوندبه او گفت: «روانه شده، به راه خود به بیابان دمشق برگرد، و چون برسی، حزائیل را به پادشاهی ارام مسح کن. bible_en_fa Then Jezebel sent a messenger unto Elijah, saying, So let the gods do to me, and more also, if I make not thy life as the life of one of them by to morrow about this time. و ییهو ابن نمشی را به پادشاهی اسرائیل مسح نما، و الیشع بن شافاط را که از آبل محوله است، مسح کن تا به‌جای تو نبی بشود. bible_en_fa And when he saw that, he arose, and went for his life, and came to Beer-sheba, which belongeth to Judah, and left his servant there. و واقع خواهد شد هر‌که از شمشیر حزائیل رهایی یابد، ییهو او را به قتل خواهد رسانید و هرکه از شمشیر ییهو رهایی یابد، الیشع او رابه قتل خواهد رسانید. bible_en_fa But he himself went a day's journey into the wilderness, and came and sat down under a juniper tree: and he requested for himself that he might die; and said, It is enough; now, O LORD, take away my life; for I am not better than my fathers. اما در اسرائیل هفت هزار نفررا باقی خواهم گذاشت که تمامی زانوهای ایشان نزد بعل خم نشده، و تمامی دهنهای ایشان او رانبوسیده است.» bible_en_fa And as he lay and slept under a juniper tree, behold, then an angel touched him, and said unto him, Arise and eat. پس از آنجا روانه شده، الیشع بن شافاط را یافت که شیار می‌کرد و دوازده جفت گاو پیش وی و خودش با جفت دوازدهم بود. و چون ایلیااز او می‌گذشت، ردای خود را بر وی انداخت. bible_en_fa And he looked, and, behold, there was a cake baken on the coals, and a cruse of water at his head. And he did eat and drink, and laid him down again. و او گاوها را ترک کرده، از عقب ایلیا دوید وگفت: «بگذار که پدر و مادر خود را ببوسم و بعد ازآن در عقب تو آیم.» او وی را گفت: «برو و برگردزیرا به تو چه کرده‌ام!پس از عقب او برگشته، یک جفت گاو را گرفت و آنها را ذبح کرده، گوشت را با آلات گاوان پخت، و به کسان خود داد که خوردند و برخاسته، از عقب ایلیا رفت و به خدمت او مشغول شد. bible_en_fa And the angel of the LORD came again the second time, and touched him, and said, Arise and eat; because the journey is too great for thee. پس از عقب او برگشته، یک جفت گاو را گرفت و آنها را ذبح کرده، گوشت را با آلات گاوان پخت، و به کسان خود داد که خوردند و برخاسته، از عقب ایلیا رفت و به خدمت او مشغول شد. bible_en_fa And he arose, and did eat and drink, and went in the strength of that meat forty days and forty nights unto Horeb the mount of God. و بنهدد، پادشاه ارام، تمامی لشکر خودرا جمع کرد، و سی و دو پادشاه و اسبان و ارابه‌ها همراهش بودند. پس برآمده، سامره رامحاصره کرد و با آن جنگ نمود. bible_en_fa And he came thither unto a cave, and lodged there; and, behold, the word of the LORD came to him, and he said unto him, What doest thou here, Elijah? و رسولان نزداخاب پادشاه اسرائیل به شهر فرستاده، وی راگفت: «بنهدد چنین می‌گوید: bible_en_fa And he said, I have been very jealous for the LORD God of hosts: for the children of Israel have forsaken thy covenant, thrown down thine altars, and slain thy prophets with the sword; and I, even I only, am left; and they seek my life, to take it away. نقره تو و طلای تواز آن من است و زنان و پسران مقبول تو از آن منند.» bible_en_fa And he said, Go forth, and stand upon the mount before the LORD. And, behold, the LORD passed by, and a great and strong wind rent the mountains, and brake in pieces the rocks before the LORD; but the LORD was not in the wind: and after the wind an earthquake; but the LORD was not in the earthquake: و پادشاه اسرائیل در جواب گفت: «ای آقایم پادشاه! موافق کلام تو، من و هر‌چه دارم ازآن تو هستیم.» bible_en_fa And after the earthquake a fire; but the LORD was not in the fire: and after the fire a still small voice. و رسولان بار دیگر آمده، گفتند: «بنهدد چنین امر فرموده، می‌گوید: به درستی که من نزد تو فرستاده، گفتم که نقره و طلا و زنان وپسران خود را به من بدهی. bible_en_fa And it was so, when Elijah heard it, that he wrapped his face in his mantle, and went out, and stood in the entering in of the cave. And, behold, there came a voice unto him, and said, What doest thou here, Elijah? پس‌فردا قریب به این وقت، بندگان خود را نزد تو می‌فرستم تا خانه تو را و خانه بندگانت را جستجو نمایند و هر‌چه در نظر تو پسندیده است به‌دست خود گرفته، خواهند برد.» bible_en_fa And he said, I have been very jealous for the LORD God of hosts: because the children of Israel have forsaken thy covenant, thrown down thine altars, and slain thy prophets with the sword; and I, even I only, am left; and they seek my life, to take it away. آنگاه پادشاه اسرائیل تمامی مشایخ زمین راخوانده، گفت: «بفهمید و ببینید که این مرد چگونه بدی را می‌اندیشد، زیرا که چون به جهت زنان وپسرانم و نقره و طلایم فرستاده بود، او را انکارنکردم.» bible_en_fa And the LORD said unto him, Go, return on thy way to the wilderness of Damascus: and when thou comest, anoint Hazael to be king over Syria: آنگاه جمیع مشایخ و تمامی قوم وی راگفتند: او را مشنو و قبول منما.» bible_en_fa And Jehu the son of Nimshi shalt thou anoint to be king over Israel: and Elisha the son of Shaphat of Abel-meholah shalt thou anoint to be prophet in thy room. پس به رسولان بنهدد گفت: «به آقایم، پادشاه بگویید: هر‌چه باراول به بنده خود فرستادی بجا خواهم آورد، امااینکار را نمی توانم کرد.» پس رسولان مراجعت کرده، جواب را به او رسانیدند. bible_en_fa And it shall come to pass, that him that escapeth the sword of Hazael shall Jehu slay: and him that escapeth from the sword of Jehu shall Elisha slay. آنگاه بنهدد نزدوی فرستاده، گفت: «خدایان، مثل این بلکه زیاده از این به من عمل نمایند اگر گرد سامره کفایت مشتهای همه مخلوقی را که همراه من باشندبکند.» bible_en_fa Yet I have left me seven thousand in Israel, all the knees which have not bowed unto Baal, and every mouth which hath not kissed him. و پادشاه اسرائیل در جواب گفت: «وی را بگویید: آنکه اسلحه می‌پوشد مثل آنکه می‌گشاید فخر نکند.» bible_en_fa So he departed thence, and found Elisha the son of Shaphat, who was plowing with twelve yoke of oxen before him, and he with the twelfth: and Elijah passed by him, and cast his mantle upon him. و چون این جواب راشنید در حالی که او و پادشاهان در خیمه هامیگساری می‌نمودند، به بندگان خود گفت: «صف آرایی بنمایید.» پس در برابر شهرصف آرایی نمودند. bible_en_fa And he left the oxen, and ran after Elijah, and said, Let me, I pray thee, kiss my father and my mother, and then I will follow thee. And he said unto him, Go back again: for what have I done to thee? و اینک نبی‌ای نزد اخاب، پادشاه اسرائیل آمده، گفت: «خداوند چنین می‌گوید: آیا این گروه عظیم را می‌بینی؟ همانا من امروز آن را به‌دست تو تسلیم می‌نمایم تا بدانی که من یهوه هستم.» bible_en_fa And he returned back from him, and took a yoke of oxen, and slew them, and boiled their flesh with the instruments of the oxen, and gave unto the people, and they did eat. Then he arose, and went after Elijah, and ministered unto him. اخاب گفت: «به واسطه که؟» او در جواب گفت: «خداوند می‌گوید به واسطه خادمان سروران کشورها.» گفت: «کیست که جنگ راشروع کند؟» جواب داد: «تو.» bible_en_fa And Ben-hadad the king of Syria gathered all his host together: and there were thirty and two kings with him, and horses, and chariots: and he went up and besieged Samaria, and warred against it. پس خادمان سروران کشورها را سان دید که ایشان دویست وسی و دو نفر بودند و بعد از ایشان، تمامی قوم، یعنی تمامی بنی‌اسرائیل را سان دید که هفت هزار نفر بودند. bible_en_fa And he sent messengers to Ahab king of Israel into the city, and said unto him, Thus saith Ben-hadad, و در وقت ظهر بیرون رفتند و بنهدد با آن پادشاهان یعنی آن سی و سه پادشاه که مددکار اومی بودند، در خیمه‌ها به میگساری مشغول بودند. bible_en_fa Thy silver and thy gold is mine; thy wives also and thy children, even the goodliest, are mine. و خادمان سروران کشورها اول بیرون رفتند وبنهدد کسان فرستاد و ایشان او را خبر داده، گفتندکه «مردمان از سامره بیرون می‌آیند.» bible_en_fa And the king of Israel answered and said, My lord, O king, according to thy saying, I am thine, and all that I have. او گفت: «خواه برای صلح بیرون آمده باشند، ایشان رازنده بگیرید، و خواه به جهت جنگ بیرون آمده باشند، ایشان را زنده بگیرید.» bible_en_fa And the messengers came again, and said, Thus speaketh Ben-hadad, saying, Although I have sent unto thee, saying, Thou shalt deliver me thy silver, and thy gold, and thy wives, and thy children; پس ایشان از شهر بیرون آمدند، یعنی خادمان سروران کشورها و لشکری که در عقب ایشان بود. bible_en_fa Yet I will send my servants unto thee to morrow about this time, and they shall search thine house, and the houses of thy servants; and it shall be, that whatsoever is pleasant in thine eyes, they shall put it in their hand, and take it away. هر کس از ایشان حریف خود راکشت و ارامیان فرار کردند و اسرائیلیان ایشان راتعاقب نمودند و بنهدد پادشاه ارام بر اسب‌سوارشده، با چند سوار رهایی یافتند. bible_en_fa Then the king of Israel called all the elders of the land, and said, Mark, I pray you, and see how this man seeketh mischief: for he sent unto me for my wives, and for my children, and for my silver, and for my gold; and I denied him not. و پادشاه اسرائیل بیرون رفته، سواران و ارابه‌ها را شکست داد، و ارامیان را به کشتار عظیمی کشت. bible_en_fa And all the elders and all the people said unto him, Hearken not unto him, nor consent. و آن نبی نزد پادشاه اسرائیل آمده، وی راگفت: «برو و خویشتن را قوی ساز و متوجه شده، ببین که چه می‌کنی زیرا که در وقت تحویل سال، پادشاه ارام بر تو خواهد برآمد.» bible_en_fa Wherefore he said unto the messengers of Ben-hadad, Tell my lord the king, All that thou didst send for to thy servant at the first I will do: but this thing I may not do. And the messengers departed, and brought him word again. و بندگان پادشاه ارام، وی را گفتند: «خدایان ایشان خدایان کوهها می‌باشند و از این سبب بر ما غالب آمدند اما اگر با ایشان درهمواری جنگ نماییم، هر آینه بر ایشان غالب خواهیم آمد. bible_en_fa And Ben-hadad sent unto him, and said, The gods do so unto me, and more also, if the dust of Samaria shall suffice for handfuls for all the people that follow me. پس به اینطور عمل نما که هریک از پادشاهان را ازجای خود عزل کرده، به‌جای ایشان سرداران بگذار. bible_en_fa And the king of Israel answered and said, Tell him, Let not him that girdeth on his harness boast himself as he that putteth it off. و تو لشکری رامثل لشکری که از تو تلف شده است، اسب به‌جای اسب و ارابه به‌جای ارابه برای خود بشمارتا با ایشان در همواری جنگ نماییم و البته برایشان غالب خواهیم آمد.» پس سخن ایشان را اجابت نموده، به همین طور عمل نمود. bible_en_fa And it came to pass, when Ben-hadad heard this message, as he was drinking, he and the kings in the pavilions,that he said unto his servants, Set yourselves in array. And they set themselves in array against the city. و در وقت تحویل سال، بنهدد ارامیان راسان دیده، به افیق برآمد تا با اسرائیل جنگ نماید. bible_en_fa And, behold, there came a prophet unto Ahab king of Israel, saying, Thus saith the LORD, Hast thou seen all this great multitude? behold, I will deliver it in to thine hand this day; and thou shalt know that I am the LORD. و بنی‌اسرائیل را سان دیده، زاد دادند وبه مقابله ایشان رفتند و بنی‌اسرائیل در برابر ایشان مثل دو گله کوچک بزغاله اردو زدند، اما ارامیان زمین را پر کردند. bible_en_fa And Ahab said, By whom? And he said, Thus saith the LORD, Even by the young men of the princes of the provinces. Then he said, Who shall order the battle? And he answered, Thou. و آن مرد خدا نزدیک آمده، پادشاه اسرائیل را خطاب کرده، گفت: «خداوندچنین می‌گوید: چونکه ارامیان می‌گویند که یهوه خدای کوههاست و خدای وادیها نیست، لهذاتمام این گروه عظیم را به‌دست تو تسلیم خواهم نمود تا بدانید که من یهوه هستم.» bible_en_fa Then he numbered the young men of the princes of the provinces, and they were two hundred and thirty two: and after them he numbered all the people, even all the children of Israel, being seven thousand. و اینان درمقابل آنان، هفت روز اردو زدند و در روز هفتم جنگ، با هم پیوستند و بنی‌اسرائیل صد هزارپیاده ارامیان را در یک روز کشتند. bible_en_fa And they went out at noon. But Ben-hadad was drinking himself drunk in the pavilions, he and the kings, the thirty and two kings that helped him. و باقی ماندگان به شهر افیق فرار کردند و حصار بر بیست و هفت هزار نفر از باقی ماندگان افتاد. bible_en_fa And the young men of the princes of the provinces went out first; and Ben-hadad sent out, and they told him, saying, There are men come out of Samaria. و بندگانش وی را گفتند: «هماناشنیده‌ایم که پادشاهان خاندان اسرائیل، پادشاهان حلیم می‌باشند، پس بر کمر خود پلاس و بر سر خود ریسمانها ببندیم و نزد پادشاه اسرائیل بیرون رویم شاید که جان تو را زنده نگاه دارد. bible_en_fa And he said, Whether they be come out for peace, take them alive; or whether they be come out for war, take them alive. و پلاس بر کمرهای خود و ریسمانها برسر خود بسته، نزد پادشاه اسرائیل آمده، گفتند: «بنده تو، بنهدد می‌گوید: تمنا اینکه جانم زنده بماند.» او جواب داد: «آیا او تا حال زنده است؟ او برادر من می‌باشد.» bible_en_fa So these young men of the princes of the provinces came out of the city, and the army which followed them. پس آن مردان تفال نموده، آن را به زودی از دهان وی گرفتند وگفتند: «برادر تو بنهدد!» پس او گفت: «بروید و اورا بیاورید.» و چون بنهدد نزد او بیرون آمد، او رابر ارابه خود سوار کرد. bible_en_fa And they slew every one his man: and the Syrians fled; and Israel pursued them: and Ben-hadad the king of Syria escaped on an horse with the horsemen. و (بنهدد) وی را گفت: «شهرهایی را که پدر من از پدر تو گرفت، پس می‌دهم و برای خود در دمشق کوچه‌ها بساز، چنانکه پدر من در سامره ساخت.» (در جواب گفت ): «من تو را به این عهد رها می‌کنم.» پس با اوعهد بست و او را رها کرد. bible_en_fa And the king of Israel went out, and smote the horses and chariots, and slew the Syrians with a great slaughter. و مردی از پسران انبیا به فرمان خداوند به رفیق خود گفت: «مرا بزن.» اما آن مرد از زدنش ابانمود. bible_en_fa And the prophet came to the king of Israel, and said unto him, Go, strengthen thy self, and mark, and see what thou doest: for at the return of the year the king of Syria will come up against thee. و او وی را گفت: «چونکه آواز خداوندرا نشنیدی همانا چون از نزد من بروی شیری تو راخواهد کشت.» پس چون از نزد وی رفته بود، شیری او را یافته، کشت. bible_en_fa And the servants of the king of Syria said unto him, Their gods are gods of the hills; therefore they were stronger than we; but let us fight against them in the plain, and surely we shall be stronger than they. و او شخصی دیگر راپیدا کرده، گفت: «مرا بزن.» و آن مرد او را ضربتی زده، مجروح ساخت. bible_en_fa And do this thing, Take the kings away, every man out of his place, and put captains in their rooms: پس آن نبی رفته، به‌سرراه منتظر پادشاه ایستاد، و عصابه خود را برچشمان خود کشیده، خویشتن را متنکر نمود. bible_en_fa And number thee an army, like the army that thou hast lost, horse for horse, and chariot for chariot: and we will fight against them in the plain, and surely we shall be stronger than they. And he hearkened unto their voice, and did so. و چون پادشاه درگذر می‌بود او به پادشاه ندا درداد و گفت که «بنده تو به میان جنگ رفت و اینک شخصی میل کرده، کسی را نزد من آورد و گفت: این مرد را نگاه دار و اگر مفقود شود جان تو به عوض جان او خواهد بود یا یک وزنه نقره خواهی داد. bible_en_fa And it came to pass at the return of the year, that Ben-hadad numbered the Syrians, and went up to Aphek, to fight against Israel. و چون بنده تو اینجا و آنجا مشغول می‌بود او غایب شد.» پس پادشاه اسرائیل وی راگفت: «حکم تو چنین است. خودت فتوی دادی.» bible_en_fa And the children of Israel were numbered, and were all present, and went against them: and the children of Israel pitched before them like two little flocks of kids; but the Syrians filled the country. پس به زودی عصابه را از چشمان خودبرداشت و پادشاه اسرائیل او را شناخت که یکی از انبیاست. bible_en_fa And there came a man of God, and spake unto the king of Israel, and said, Thus saith the LORD, Because the Syrians have said, The LORD is God of the hills, but he is not God of the valleys, therefore will I deliver all this great multitude into thine hand, and ye shall know that I am the LORD. او وی را گفت: «خداوند چنین می‌گوید: چون تو مردی را که من به هلاکت سپرده بودم از دست خود رها کردی، جان تو به عوض جان او و قوم تو به عوض قوم او خواهند بود.»پس پادشاه اسرائیل پریشان حال و مغموم شده، به خانه خود رفت و به سامره داخل شد. bible_en_fa And they pitched one over against the other seven days. And so it was, that in the seventh day the battle was joined: and the children of Israel slew of the Syrians an hundred thousand footmen in one day. پس پادشاه اسرائیل پریشان حال و مغموم شده، به خانه خود رفت و به سامره داخل شد. bible_en_fa But the rest fled to Aphek, into the city; and there a wall fell upon twenty and seven thousand of the men that were left. And Ben-hadad fled, and came into the city, into an inner chamber. و بعد از این امور، واقع شد که نابوت یزرعیلی، تاکستانی در یزرعیل به پهلوی قصر اخاب، پادشاه سامره، داشت. bible_en_fa And his servants said unto him, Behold now, we have heard that the kings of the house of Israel are merciful kings: let us, I pray thee, put sackcloth on our loins, and ropes upon our heads, and go out to the king of Israel: peradventure he will save thy life. واخاب، نابوت را خطاب کرده، گفت: «تاکستان خود را به من بده تا باغ سبزی کاری، برای من بشود زیرا نزدیک خانه من است، و به عوض آن تاکستانی نیکوتر از آن به تو خواهم داد، یا اگر درنظرت پسند آید قیمتش را نقره خواهم داد.» bible_en_fa So they girded sackcloth on their loins, and put ropes on their heads, and came to the king of Israel, and said, Thy servant Ben-hadad saith, I pray thee, let me live. And he said, Is he yet alive? he is my brother. نابوت به اخاب گفت: «حاشا بر من از خداوندکه ارث اجداد خود را به تو بدهم.» bible_en_fa Now the men did diligently observe whether any thing would come from him, and did hastily catch it: and they said, Thy brother Ben-hadad. Then he said, Go ye, bring him. Then Ben-hadad came forth to him; and he caused him to come up into the chariot. پس اخاب به‌سبب سخنی که نابوت یزرعیلی به او گفته بود، پریشان حال و مغموم شده، به خانه خود رفت زیرا گفته بود ارث اجداد خود را به تو نخواهم داد. و بر بستر خود دراز شده، رویش را برگردانیدو طعام نخورد. bible_en_fa And Ben-hadad said unto him, The cities, which my father took from thy father, I will restore; and thou shalt make streets for thee in Damascus, as my father made in Samaria. Then said Ahab, I will send thee away with this covenant. So he made a covenant with him, and sent him away. و زنش، ایزابل نزد وی آمده، وی را گفت: «روح تو چرا پریشان است که طعام نمی خوری؟» bible_en_fa And a certain man of the sons of the prophets said unto his neighbour in the word of the LORD, Smite me, I pray thee. And the man refused to smite him. او وی را گفت: «از این جهت که نابوت یزرعیلی را خطاب کرده، گفتم: تاکستان خود را به نقره به من بده یا اگر بخواهی به عوض آن، تاکستان دیگری به تو خواهم داد، و او جواب داد که تاکستان خود را به تو نمی دهم.» bible_en_fa Then said he unto him, Because thou hast not obeyed the voice of the LORD, behold, as soon as thou art departed from me, a lion shall slay thee. And as soon as he was departed from him, a lion found him, and slew him. زنش ایزابل به او گفت: «آیا تو الان بر اسرائیل سلطنت می‌کنی؟ برخیز و غذا بخور و دلت خوش باشد. من تاکستان نابوت یزرعیلی را به تو خواهم داد.» bible_en_fa Then he found another man, and said, Smite me, I pray thee. And the man smote him, so that in smiting he wounded him. آنگاه مکتوبی به اسم اخاب نوشته، آن را به مهر او مختوم ساخت و مکتوب را نزد مشایخ ونجبایی که با نابوت در شهرش ساکن بودند، فرستاد. bible_en_fa So the prophet departed, and waited for the king by the way, and disguised himself with ashes upon his face. و در مکتوب بدین مضمون نوشت: «به روزه اعلان کنید و نابوت را به صدر قوم بنشانید. bible_en_fa And as the king passed by, he cried unto the king: and he said, Thy servant went out into the midst of the battle; and, behold, a man turned aside, and brought a man unto me, and said, Keep this man: if by any means he be missing, then shall thy life be for his life, or else thou shalt pay a talent of silver. و دو نفر از بنی بلیعال را پیش او وا دارید که براو شهادت داده، بگویند که تو خدا و پادشاه را کفرگفته‌ای. پس او را بیرون کشیده، سنگسار کنید تابمیرد.» bible_en_fa And as thy servant was busy here and there, he was gone. And the king of Israel said unto him, So shall thy judgment be; thyself hast decided it. پس اهل شهرش، یعنی مشایخ ونجبایی که در شهر ساکن بودند، موافق پیغامی که ایزابل نزد ایشان فرستاده، و بر‌حسب مضمون مکتوبی که نزد ایشان ارسال کرده بود، به عمل آوردند. bible_en_fa And he hasted, and took the ashes away from his face; and the king of Israel discerned him that he was of the prophets. و به روزه اعلان کرده، نابوت را درصدر قوم نشانیدند. bible_en_fa And he said unto him, Thus saith the LORD, Because thou hast let go out of thy hand a man whom I appointed to utter destruction, therefore thy life shall go for his life, and thy people for his people. و دو نفر از بنی بلیعال درآمده، پیش وی نشستند و آن مردان بلیعال به حضور قوم بر نابوت شهادت داده، گفتند که نابوت بر خدا و پادشاه کفر گفته است، و او را ازشهر بیرون کشیده، وی را سنگسار کردند تا بمرد. bible_en_fa And the king of Israel went to his house heavy and displeased, and came to Samaria. و نزد ایزابل فرستاده، گفتند که نابوت سنگسارشده و مرده است. bible_en_fa And it came to pass after these things, that Naboth the Jezreelite had a vineyard, which was in Jezreel, hard by the palace of Ahab king of Samaria. و چون ایزابل شنید که نابوت سنگسارشده، و مرده است، ایزابل به اخاب گفت: «برخیزو تاکستان نابوت یزرعیل را که او نخواست آن رابه تو به نقره بدهد، متصرف شو، زیرا که نابوت زنده نیست بلکه مرده است.» bible_en_fa And Ahab spake unto Naboth, saying, Give me thy vineyard, that I may have it for a garden of herbs, because it is near unto my house: and I will give thee for it a better vineyard than it; or, if it seem good to thee, I will give thee the worth of it in money. و چون اخاب شنید که نابوت مرده است اخاب برخاسته، به جهت تصرف تاکستان نابوت یزرعیلی فرود آمد. bible_en_fa And Naboth said to Ahab, The LORD forbid it me, that I should give the inheritance of my fathers unto thee. و کلام خداوند نزد ایلیای تشبی نازل شده، گفت: bible_en_fa And Ahab came into his house heavy and displeased because of the word which Naboth the Jezreelite had spoken to him: for he had said, I will not give thee the inheritance of my fathers. And he laid him down upon his bed, and turned away his face, and would eat no bread. «برخیز و برای ملاقات اخاب، پادشاه اسرائیل که در سامره است فرود شو اینک او در تاکستان نابوت است که به آنجا فرود شد تا آن رامتصرف شود. bible_en_fa But Jezebel his wife came to him, and said unto him, Why is thy spirit so sad, that thou eatest no bread? و او را خطاب کرده، بگوخداوند چنین می‌گوید: آیا هم قتل نمودی و هم متصرف شدی؟ و باز او را خطاب کرده، بگوخداوند چنین می‌گوید: در جایی که سگان خون نابوت را لیسیدند سگان خون تو را نیز خواهندلیسید.» bible_en_fa And he said unto her, Because I spake unto Naboth the Jezreelite, and said unto him, Give me thy vineyard for money; or else, if it please thee, I will give thee another vineyard for it: and he answered, I will not give thee my vineyard. اخاب به ایلیا گفت: «ای دشمن من، آیا مرایافتی؟» او جواب داد: «بلی تو را یافتم زیرا توخود را فروخته‌ای تا آنچه در نظر خداوند بداست، بجا آوری. bible_en_fa And Jezebel his wife said unto him, Dost thou now govern the kingdom of Israel? arise, and eat bread, and let thine heart be merry: I will give thee the vineyard of Naboth the Jezreelite. اینک من بر تو بلا آورده، تورا بالکل هلاک خواهم ساخت، و از اخاب هرمرد را خواه محبوس و خواه آزاد در اسرائیل منقطع خواهم ساخت. bible_en_fa So she wrote letters in Ahab's name, and sealed them with his seal, and sent the letters unto the elders and to the nobles that were in his city, dwelling with Naboth. و خاندان تو را مثل خاندان یربعام بن نباط و مانند خاندان بعشا ابن اخیا خواهم ساخت به‌سبب اینکه خشم مرا به هیجان آورده، و اسرائیل را مرتکب گناه ساخته‌ای.» bible_en_fa And she wrote in the letters, saying, Proclaim a fast, and set Naboth on high among the people: و درباره ایزابل نیز خداوند تکلم نموده، گفت: «سگان ایزابل را نزد حصار یزرعیل خواهند خورد. bible_en_fa And set two men, sons of Belial, before him, to bear witness against him, saying, Thou didst blaspheme God and the king. And then carry him out, and stone him, that he may die. هر‌که را از کسان اخاب درشهر بمیرد، سگان بخورند و هر‌که را در صحرابمیرد مرغان هوا بخورند.» bible_en_fa And the men of his city, even the elders and the nobles who were the inhabitants in his city, did as Jezebel had sent unto them, and as it was written in the letters which she had sent unto them. و کسی نبود مثل اخاب که خویشتن رابرای بجا آوردن آنچه در نظر خداوند بد است فروخت، و زنش ایزابل او را اغوا نمود. bible_en_fa They proclaimed a fast, and set Naboth on high among the people. و درپیروی بتها رجاسات بسیار می‌نمود، برحسب آنچه اموریانی که خداوند ایشان را از حضوربنی‌اسرائیل اخراج نموده بود، می‌کردند. bible_en_fa And there came in two men, children of Belial, and sat before him: and the men of Belial witnessed against him, even against Naboth, in the presence of the people, saying, Naboth did blaspheme God and the king. Then they carried him forth out of the city, and stoned him with stones, that he died. و چون اخاب این سخنان را شنید، جامه خود را چاک زده، پلاس در بر کرد و روزه گرفته، بر پلاس خوابید و به سکوت راه می‌رفت. bible_en_fa Then they sent to Jezebel, saying, Naboth is stoned, and is dead. آنگاه کلام خداوند بر ایلیای تشبی نازل شده، گفت:«آیا اخاب را دیدی چگونه به حضورمن متواضع شده است؟ پس از این جهت که درحضور من تواضع می‌نماید، این بلا را در ایام وی نمی آوردم، لیکن در ایام پسرش، این بلا را برخاندانش عارض خواهم گردانید.» bible_en_fa And it came to pass, when Jezebel heard that Naboth was stoned, and was dead, that Jezebel said to Ahab, Arise, take possession of the vineyard of Naboth the Jezreelite, which he refused to give thee for money: for Naboth is not alive, but dead. «آیا اخاب را دیدی چگونه به حضورمن متواضع شده است؟ پس از این جهت که درحضور من تواضع می‌نماید، این بلا را در ایام وی نمی آوردم، لیکن در ایام پسرش، این بلا را برخاندانش عارض خواهم گردانید.» bible_en_fa And it came to pass, when Ahab heard that Naboth was dead, that Ahab rose up to go down to the vineyard of Naboth the Jezreelite, to take possession of it. و سه سال گذشت که در میان ارام واسرائیل جنگ نبود. bible_en_fa And the word of the LORD came to Elijah the Tishbite, saying, و در سال سوم، یهوشافاط، پادشاه یهودا نزد پادشاه اسرائیل فرودآمد. bible_en_fa Arise, go down to meet Ahab king of Israel, which is in Samaria: behold, he is in the vineyard of Naboth, whither he is gone down to possess it. و پادشاه اسرائیل به خادمان خود گفت: «آیا نمی دانید که راموت جلعاد از آن ماست و مااز گرفتنش از دست پادشاه ارام غافل می‌باشیم؟» bible_en_fa And thou shalt speak unto him, saying, Thus saith the LORD, Hast thou killed, and also taken possession? And thou shalt speak unto him, saying, Thus saith the LORD, In the place where dogs licked the blood of Naboth shall dogs lick thy blood, even thine. پس به یهوشافاط گفت: «آیا همراه من به راموت جلعاد برای جنگ خواهی آمد؟» و یهوشافاطپادشاه اسرائیل را جواب داد که «من، چون تو وقوم من، چون قوم تو و سواران من، چون سواران تو می‌باشند.» bible_en_fa And Ahab said to Elijah, Hast thou found me, O mine enemy? And he answered, I have found thee: because thou hast sold thyself to work evil in the sight of the LORD. و یهوشافاط به پادشاه اسرائیل گفت: «تمنااینکه امروز از کلام خداوند مسالت نمایی.» bible_en_fa Behold, I will bring evil upon thee, and will take away thy posterity, and will cut off from Ahab him that pisseth against the wall, and him that is shut up and left in Israel, وپادشاه اسرائیل به قدر چهارصد نفر از انبیا جمع کرده، به ایشان گفت: «آیا به راموت جلعاد برای جنگ بروم یا باز ایستم؟» ایشان گفتند: «برآی وخداوند آن را به‌دست پادشاه تسلیم خواهدنمود.» bible_en_fa And will make thine house like the house of Jeroboam the son of Nebat, and like the house of Baasha the son of Ahijah, for the provocation wherewith thou hast provoked me to anger, and made Israel to sin. اما یهوشافاط گفت: «آیا در اینجا غیر ازاینها نبی خداوند نیست تا از او سوال نماییم؟» bible_en_fa And of Jezebel also spake the LORD, saying, The dogs shall eat Jezebel by the wall of Jezreel. وپادشاه اسرائیل به یهوشافاط گفت: «یک مرددیگر، یعنی میکایا ابن یمله هست که به واسطه او از خداوند مسالت توان کرد، لیکن من از او نفرت دارم زیرا که درباره من به نیکویی نبوت نمی کند، بلکه به بدی.» و یهوشافاط گفت: «پادشاه چنین نگوید.» bible_en_fa Him that dieth of Ahab in the city the dogs shall eat; and him that dieth in the field shall the fowls of the air eat. پس پادشاه اسرائیل یکی از خواجه‌سرایان خود را خوانده، گفت: «میکایا ابن یمله رابه زودی حاضر کن.» bible_en_fa But there was none like unto Ahab, which did sell himself to work wickedness in the sight of the LORD, whom Jezebel his wife stirred up. و پادشاه اسرائیل ویهوشافاط، پادشاه یهودا، هر یکی لباس خود راپوشیده، بر کرسی خود در جای وسیع، نزد دهنه دروازه سامره نشسته بودند، و جمیع انبیا به حضور ایشان نبوت می‌کردند. bible_en_fa And he did very abominably in following idols, according to all things as did the Amorites, whom the LORD cast out before the children of Israel. و صدقیا ابن کنعنه شاخهای آهنین برای خود ساخته، گفت: «خداوند چنین می‌گوید: ارامیان را به اینهاخواهی زد تا تلف شوند.» bible_en_fa And it came to pass, when Ahab heard those words, that he rent his clothes, and put sackcloth upon his flesh, and fasted, and lay in sackcloth, and went softly. و جمیع انبیا نبوت کرده، چنین می‌گفتند: «به راموت جلعاد برآی وفیروز شو زیرا خداوند آن را به‌دست پادشاه تسلیم خواهد نمود.» bible_en_fa And the word of the LORD came to Elijah the Tishbite, saying, و قاصدی که برای طلبیدن میکایا رفته بود، او را خطاب کرده، گفت: «اینک انبیا به یک زبان درباره پادشاه نیکو می‌گویند. پس کلام تو مثل کلام یکی از ایشان باشد و سخنی نیکو بگو.» bible_en_fa Seest thou how Ahab humbleth himself before me? because he humbleth himself before me, I will not bring the evil in his days: but in his son's days will I bring the evil upon his house. میکایا گفت: «به حیات خداوند قسم که هرآنچه خداوند به من بگوید همان را خواهم گفت.» bible_en_fa And they continued three years without war between Syria and Israel. پس چون نزد پادشاه رسید، پادشاه وی راگفت: «ای میکایا آیا به راموت جلعاد برای جنگ برویم یا باز ایستیم.» او در جواب وی گفت: «برآی و فیروز شو. و خداوند آن را به‌دست پادشاه تسلیم خواهد کرد.» bible_en_fa And it came to pass in the third year, that Jehoshaphat the king of Judah came down to the king of Israel. پادشاه وی راگفت: «چند مرتبه تو را قسم بدهم که به اسم یهوه، غیر از آنچه راست است به من نگویی.» bible_en_fa And the king of Israel said unto his servants, Know ye that Ramoth in Gilead is ours, and we be still, and take it not out of the hand of the king of Syria? اوگفت: «تمامی اسرائیل را مثل گله‌ای که شبان ندارد بر کوهها پراکنده دیدم و خداوند گفت: اینها صاحب ندارند، پس هر کس به سلامتی به خانه خود برگردد.» bible_en_fa And he said unto Jehoshaphat, Wilt thou go with me to battle to Ramoth-gilead? And Jehoshaphat said to the king of Israel, I am as thou art, my people as thy people, my horses as thy horses. و پادشاه اسرائیل به یهوشافاط گفت: «آیا تو را نگفتم که درباره من به نیکویی نبوت نمی کند بلکه به بدی.» bible_en_fa And Jehoshaphat said unto the king of Israel, Inquire, I pray thee, at the word of the LORD to day. او گفت: «پس کلام خداوند را بشنو: من خداوند را بر کرسی خود نشسته دیدم و تمامی لشکر آسمان نزد وی به طرف راست و چپ ایستاده بودند. bible_en_fa Then the king of Israel gathered the prophets together, about four hundred men, and said unto them, Shall I go against Ramoth-gilead to battle, or shall I forbear? And they said, Go up; for the Lord shall deliver it into the hand of the king. و خداوند گفت: کیست که اخاب را اغوا نماید تا به راموت جلعاد برآمده، بیفتد. و یکی به اینطور سخن راند و دیگری به آنطور تکلم نمود. bible_en_fa And Jehoshaphat said, Is there not here a prophet of the LORD besides, that we might inquire of him? و آن روح (پلید) بیرون آمده، به حضور خداوند بایستاد و گفت: من او رااغوا می‌کنم. bible_en_fa And the king of Israel said unto Jehoshaphat, There is yet one man, Micaiah the son of Imlah, by whom we may inquire of the LORD: but I hate him; for he doth not prophesy good concerning me, but evil. And Jehoshaphat said, Let not the king say so. و خداوند وی را گفت: به چه چیز؟ او جواب داد که من بیرون می‌روم و در دهان جمیع انبیایش روح کاذب خواهم بود. او گفت: وی را اغوا خواهی کرد و خواهی توانست. پس برو و چنین بکن. bible_en_fa Then the king of Israel called an officer, and said, Hasten hither Micaiah the son of Imlah. پس الان خداوند روحی کاذب در دهان جمیع این انبیای تو گذاشته است وخداوند درباره تو سخن بد گفته است.» bible_en_fa And the king of Israel and Jehoshaphat the king of Judah sat each on his throne, having put on their robes, in a void place in the entrance of the gate of Samaria; and all the prophets prophesied before them. آنگاه صدقیا ابن کنعنه نزدیک آمده، به رخسار میکایا زد و گفت: «روح خداوند به کدام راه از نزد من به سوی تو رفت تا به تو سخن گوید؟» bible_en_fa And Zedekiah the son of Chenaanah made him horns of iron: and he said, Thus saith the LORD, With these shalt thou push the Syrians, until thou have consumed them. میکایا جواب داد: «اینک در روزی که به حجره اندرونی داخل شده، خود را پنهان کنی آن را خواهی دید.» bible_en_fa And all the prophets prophesied so, saying, Go up to Ramoth-gilead, and prosper: for the LORD shall deliver it into the king's hand. و پادشاه اسرائیل گفت: «میکایا را بگیر و او را نزد آمون، حاکم شهر ویوآش، پسر پادشاه ببر. bible_en_fa And the messenger that was gone to call Micaiah spake unto him, saying, Behold now, the words of the prophets declare good unto the king with one mouth: let thy word, I pray thee, be like the word of one of them, and speak that which is good. و بگو پادشاه چنین می‌فرماید: این شخص را در زندان بیندازید و اورا به نان تنگی و آب تنگی بپرورید تا من به سلامتی برگردم.» bible_en_fa And Micaiah said, As the LORD liveth, what the LORD saith unto me, that will I speak. میکایا گفت: «اگر فی الواقع به سلامتی مراجعت کنی خداوند به من تکلم ننموده است، و گفت‌ای قوم جمیع بشنوید.» bible_en_fa So he came to the king. And the king said unto him, Micaiah, shall we go against Ramoth-gilead to battle, or shall we forbear? And he answered him, Go, and prosper: for the LORD shall deliver it into the hand of the king. و پادشاه اسرائیل و یهوشافاط، پادشاه یهودا به راموت جلعاد برآمدند. bible_en_fa And the king said unto him, How many times shall I adjure thee that thou tell me nothing but that which is true in the name of the LORD? و پادشاه اسرائیل به یهوشافاط گفت: «من خود را متنکرساخته، به جنگ می‌روم و تو لباس خود رابپوش.» پس پادشاه اسرائیل خود را متنکرساخته، به جنگ رفت. bible_en_fa And he said, I saw all Israel scattered upon the hills, as sheep that have not a shepherd: and the LORD said, These have no master: let them return every man to his house in peace. و پادشاه ارام سی و دوسردار ارابه های خود را امر کرده، گفت: «نه باکوچک و نه با بزرگ بلکه با پادشاه اسرائیل فقطجنگ نمایید.» bible_en_fa And the king of Israel said unto Jehoshaphat, Did I not tell thee that he would prophesy no good concerning me, but evil? و چون سرداران ارابه هایهوشافاط را دیدند، گفتند: «یقین این پادشاه اسرائیل است.» پس برگشتند تا با او جنگ نمایندو یهوشافاط فریاد برآورد. bible_en_fa And he said, Hear thou therefore the word of the LORD: I saw the LORD sitting on his throne, and all the host of heaven standing by him on his right hand and on his left. و چون سرداران ارابه‌ها دیدند که او پادشاه اسرائیل نیست، ازتعاقب او برگشتند. bible_en_fa And the LORD said, Who shall persuade Ahab, that he may go up and fall at Ramoth-gilead? And one said on this manner, and another said on that manner. اما کسی کمان خود رابدون غرض کشیده، پادشاه اسرائیل را میان وصله های زره زد، و او به ارابه ران خود گفت: «دست خود را بگردان و مرا از لشکر بیرون ببرزیرا که مجروح شدم.» bible_en_fa And there came forth a spirit, and stood before the LORD, and said, I will persuade him. و در آن روز جنگ سخت شد و پادشاه را در ارابه‌اش به مقابل ارامیان برپا می‌داشتند، و وقت غروب مرد و خون زخمش به میان ارابه ریخت. bible_en_fa And the LORD said unto him, Wherewith? And he said, I will go forth, and I will be a lying spirit in the mouth of all his prophets. And he said, Thou shalt persuade him, and prevail also: go forth, and do so. و هنگام غروب آفتاب در لشکر ندا در‌داده، گفتند: «هر کس به شهر خود و هر کس به ولایت خویش برگردد.» bible_en_fa Now therefore, behold, the LORD hath put a lying spirit in the mouth of all these thy prophets, and the LORD hath spoken evil concerning thee. و پادشاه مرد و او را به سامره آوردند و پادشاه را در سامره دفن کردند. bible_en_fa But Zedekiah the son of Chenaanah went near, and smote Micaiah on the cheek, and said, Which way went the Spirit of the LORD from me to speak unto thee? و ارابه را در برکه سامره شستند و سگان خونش را لیسیدند واسلحه او را شستند، برحسب کلامی که خداوندگفته بود. bible_en_fa And Micaiah said, Behold, thou shalt see in that day, when thou shalt go into an inner chamber to hide thyself. و بقیه وقایع اخاب و هر‌چه او کرد وخانه عاجی که ساخت و تمامی شهرهایی که بناکرد، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مکتوب نیست. bible_en_fa And the king of Israel said, Take Micaiah, and carry him back unto Amon the governor of the city, and to Joash the king's son; پس اخاب با اجدادخود خوابید و پسرش، اخزیا به‌جایش سلطنت نمود. bible_en_fa And say, Thus saith the king, Put this fellow in the prison, and feed him with bread of affliction and with water of affliction, until I come in peace. و یهوشافاط بن آسا در سال چهارم اخاب، پادشاه اسرائیل بر یهودا پادشاه شد. bible_en_fa And Micaiah said, If thou return at all in peace, the LORD hath not spoken by me. And he said, Hearken, O people, every one of you. ویهوشافاط سی و پنج ساله بود که آغاز سلطنت نمود و بیست و پنج سال در اورشلیم سلطنت کردو اسم مادرش عزوبه دختر شلحی، بود. bible_en_fa So the king of Israel and Jehoshaphat the king of Judah went up to Ramoth-gilead. و درتمامی طریقهای پدرش، آسا سلوک نموده، ازآنها تجاوز نمی نمود و آنچه در نظر خداوندراست بود، بجا می‌آورد. مگر اینکه مکانهای بلندبرداشته نشد و قوم در مکانهای بلند قربانی همی گذرانیدند و بخور همی سوزانیدند. bible_en_fa And the king of Israel said unto Jehoshaphat, I will disguise myself, and enter into the battle; but put thou on thy robes. And the king of Israel disguised himself, and went into the battle. ویهوشافاط با پادشاه اسرائیل صلح کرد. bible_en_fa But the king of Syria commanded his thirty and two captains that had rule over his chariots, saying, Fight neither with small nor great, save only with the king of Israel. و بقیه وقایع یهوشافاط و تهوری که نمود وجنگهایی که کرد، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان یهودا مکتوب نیست؟ bible_en_fa And it came to pass, when the captains of the chariots saw Jehoshaphat, that they said, Surely it is the king of Israel. And they turned aside to fight against him: and Jehoshaphat cried out. و بقیه الواطی که از ایام پدرش، آسا باقی‌مانده بودند، آنها را اززمین نابود ساخت. bible_en_fa And it came to pass, when the captains of the chariots perceived that it was not the king of Israel, that they turned back from pursuing him. و در ادوم، پادشاهی نبود. لیکن وکیلی پادشاهی می‌کرد. bible_en_fa And a certain man drew a bow at a venture, and smote the king of Israel between the joints of the harness: wherefore he said unto the driver of his chariot, Turn thine hand, and carry me out of the host; for I am wounded. و یهوشافاط کشتیهای ترشیشی ساخت تا به جهت آوردن طلا به اوفیربروند، اما نرفتند زیرا کشتیها در عصیون جابرشکست. bible_en_fa And the battle increased that day: and the king was stayed up in his chariot against the Syrians, and died at even: and the blood ran out of the wound into the midst of the chariot. آنگاه اخزیا ابن اخاب به یهوشافاطگفت: «بگذار که بندگان من با بندگان تو در کشتیهابروند.» اما یهوشافاط قبول نکرد. bible_en_fa And there went a proclamation throughout the host about the going down of the sun, saying, Every man to his city, and every man to his own country. و یهوشافاطبا اجداد خود خوابید و با اجدادش در شهرپدرش، داود دفن شد و پسرش، یهورام در جایش سلطنت نمود. bible_en_fa So the king died, and was brought to Samaria; and they buried the king in Samaria. و اخزیا ابن اخاب در سال هفدهم یهوشافاط، پادشاه یهودا بر اسرائیل در سامره پادشاه شد، و دو سال بر اسرائیل پادشاهی نمود.و آنچه درنظر خداوند ناپسند بود، بجامی آورد و به طریق پدرش و طریق مادرش وطریق یربعام بن نباط که اسرائیل را مرتکب گناه ساخته بود، سلوک می‌نمود. bible_en_fa And one washed the chariot in the pool of Samaria; and the dogs licked up his blood; and they washed his armour; according unto the word of the LORD which he spake. و آنچه درنظر خداوند ناپسند بود، بجامی آورد و به طریق پدرش و طریق مادرش وطریق یربعام بن نباط که اسرائیل را مرتکب گناه ساخته بود، سلوک می‌نمود. bible_en_fa Now the rest of the acts of Ahab, and all that he did, and the ivory house which he made, and all the cities that he built, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Israel? عاصی شدند. bible_en_fa So Ahab slept with his fathers; and Ahaziah his son reigned in his stead. و اخزیا از پنجره بالاخانه خود که در سامره بود افتاده، بیمار شد. پس رسولان را روانه نموده، به ایشان گفت: «نزد بعل زبوب، خدای عقرون رفته، بپرسید که آیا از این مرض شفا خواهم یافت؟» bible_en_fa And Jehoshaphat the son of Asa began to reign over Judah in the fourth year of Ahab king of Israel. و فرشته خداوند به ایلیای تشبی گفت: «برخیز و به ملاقات رسولان پادشاه سامره برآمده، به ایشان بگو که آیا از این جهت که خدایی دراسرائیل نیست، شما برای سوال نمودن از بعل زبوب، خدای عقرون می‌روید؟ bible_en_fa Jehoshaphat was thirty and five years old when he began to reign; and he reigned twenty and five years in Jerusalem. And his mother's name was Azubah the daughter of Shilhi. پس خداوند چنین می‌گوید: ازبستری که بر آن برآمدی، فرود نخواهی شد بلکه البته خواهی مرد.» bible_en_fa And he walked in all the ways of Asa his father; he turned not aside from it, doing that which was right in the eyes of the LORD: nevertheless the high places were not taken away; for the people offered and burnt incense yet in the high places. و ایلیا رفت و رسولان نزد وی برگشتند و او به ایشان گفت: «چرا برگشتید؟» bible_en_fa And Jehoshaphat made peace with the king of Israel. ایشان در جواب وی گفتند: «شخصی به ملاقات ما برآمده، ما را گفت: بروید و نزد پادشاهی که شما را فرستاده است، مراجعت کرده، او راگویید: خداوند چنین می‌فرماید: آیا از این جهت که خدایی در اسرائیل نیست، تو برای سوال نمودن از بعل زبوب، خدای عقرون می‌فرستی؟ بنابراین از بستری که به آن برآمدی، فرود نخواهی شد بلکه البته خواهی مرد.» bible_en_fa Now the rest of the acts of Jehoshaphat, and his might that he shewed, and how he warred, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Judah? او به ایشان گفت: «هیات شخصی که به ملاقات شما برآمد و این سخنان را به شما گفت چگونه بود؟» bible_en_fa And the remnant of the sodomites, which remained in the days of his father Asa, he took out of the land. ایشان او را جواب دادند: «مرد موی دار بود و کمربند چرمی بر کمرش بسته بود.» او گفت: «ایلیای تشبی است.» bible_en_fa There was then no king in Edom: a deputy was king. آنگاه سردار پنجاهه را با پنجاه نفرش نزد وی فرستاد و او نزد وی آمد در حالتی که او بر قله کوه نشسته بود وبه وی عرض کرد که «ای مرد خدا، پادشاه می‌گوید به زیر آی؟» bible_en_fa Jehoshaphat made ships of Tharshish to go to Ophir for gold: but they went not; for the ships were broken at Ezion-geber. ایلیا در جواب سردار پنجاهه گفت: «اگر من مرد خدا هستم، آتش از آسمان نازل شده، تو را و پنجاه نفرت را بسوزاند.» پس آتش از آسمان نازل شده، او را وپنجاه نفرش را بسوخت. bible_en_fa Then said Ahaziah the son of Ahab unto Jehoshaphat, Let my servants go with thy servants in the ships. But Jehoshaphat would not. و باز سردار پنجاهه دیگر را با پنجاه نفرش نزد وی فرستاد و او وی را خطاب کرده، گفت: «ای مرد خدا، پادشاه چنین می‌فرماید که به زودی به زیر آی؟» bible_en_fa And Jehoshaphat slept with his fathers, and was buried with his fathers in the city of David his father: and Jehoram his son reigned in his stead. ایلیا در جواب ایشان گفت: «اگر من مرد خدا هستم آتش ازآسمان نازل شده، تو را و پنجاه نفرت را بسوزاند.» پس آتش خدا از آسمان نازل شده، او را و پنجاه نفرش رابسوخت. bible_en_fa Ahaziah the son of Ahab began to reign over Israel in Samaria the seventeenth year of Jehoshaphat king of Judah, and reigned two years over Israel. پس سردار پنجاهه سوم را با پنجاه نفرش فرستاد و سردار پنجاهه سوم آمده، نزد ایلیا به زانو درآمد و از اوالتماس نموده، گفت که «ای مرد خدا، تمنا اینکه جان من و جان این پنجاه نفر بندگانت در نظر تو عزیز باشد. bible_en_fa And he did evil in the sight of the LORD, and walked in the way of his father, and in the way of his mother, and in the way of Jeroboam the son of Nebat, who made Israel to sin: اینک آتش از آسمان نازل شده، آن دو سردار پنجاهه اول را با پنجاهه های ایشان سوزانید، اما الان جان من در نظر تو عزیز باشد.» bible_en_fa For he served Baal, and worshipped him, and provoked to anger the LORD God of Israel, according to all that his father had done. و فرشته خداوند به ایلیا گفت: «همراه او به زیر آی و از او مترس.» پس برخاسته، همراه وی نزد پادشاه فرود شد. bible_en_fa Then Moab rebelled against Israel after the death of Ahab. و وی را گفت: «خداوند چنین می‌گوید: چونکه رسولان فرستادی تا از بعل زبوب، خدای عقرون سوال نماید، آیا از این سبب بود که در اسرائیل خدایی نبود که از کلام او سوال نمایی؟ بنابراین از بستری که به آن برآمدی، فرود نخواهی شد البته خواهی مرد.» bible_en_fa And Ahaziah fell down through a lattice in his upper chamber that was in Samaria, and was sick: and he sent messengers, and said unto them, Go, inquire of Baal-zebub the god of Ekron whether I shall recover of this disease. پس او موافق کلامی که خداوند به ایلیا گفته بود، مرد و یهورام در سال دوم یهورام بن یهوشافاط، پادشاه یهودا در جایش پادشاه شد، زیرا که او را پسری نبود.و بقیه اعمال اخزیا که کرد، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مکتوب نیست؟ bible_en_fa But the angel of the LORD said to Elijah the Tishbite, Arise, go up to meet the messengers of the king of Samaria, and say unto them, Is it not because there is not a God in Israel, that ye go to inquire of Baal-zebub the god of Ekron? و بقیه اعمال اخزیا که کرد، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مکتوب نیست؟ bible_en_fa Now therefore thus saith the LORD, Thou shalt not come down from that bed on which thou art gone up, but shalt surely die. And Elijah departed. و چون خداوند اراده نمود که ایلیا را درگردباد به آسمان بالا برد، واقع شد که ایلیا والیشع از جلجال روانه شدند. bible_en_fa And when the messengers turned back unto him, he said unto them, Why are ye now turned back? و ایلیا به الیشع گفت: «در اینجا بمان، زیرا خداوند مرا به بیت ئیل فرستاده است.» الیشع گفت: «به حیات یهوه وحیات خودت قسم که تو را ترک نکنم.» پس به بیت ئیل رفتند. bible_en_fa And they said unto him, There came a man up to meet us, and said unto us, Go, turn again unto the king that sent you, and say unto him, Thus saith the LORD, Is it not because there is not a God in Israel, that thou sendest to inquire of Baal-zebub the god of Ekron? therefore thou shalt not come down from that bed on which thou art gone up, but shalt surely die. و پسران انبیایی که در بیت ئیل بودند، نزد الیشع بیرون آمده، وی را گفتند: «آیامی دانی که امروز خداوند آقای تو را از فوق سرتو خواهد برداشت.» او گفت: «من هم می‌دانم؛ خاموش باشید.» bible_en_fa And he said unto them, What manner of man was he which came up to meet you, and told you these words? و ایلیا به او گفت: «ای الیشع در اینجا بمان زیرا خداوند مرا به اریحا فرستاده است.» او گفت: «به حیات یهوه و به حیات خودت قسم که تو راترک نکنم.» پس به اریحا آمدند. bible_en_fa And they answered him, He was an hairy man, and girt with a girdle of leather about his loins. And he said, It is Elijah the Tishbite. و پسران انبیایی که در اریحا بودند، نزد الیشع آمده، وی راگفتند: «آیا می‌دانی که امروز خداوند، آقای تو رااز فوق سر تو برمی دارد؟» او گفت: «من هم می‌دانم؛ خاموش باشید.» bible_en_fa Then the king sent unto him a captain of fifty with his fifty. And he went up to him: and, behold, he sat on the top of an hill. And he spake unto him, Thou man of God, the king hath said, Come down. و ایلیا وی را گفت: «در اینجا بمان زیراخداوند مرا به اردن فرستاده است.» او گفت: «به حیات یهوه و به حیات خودت قسم که تو را ترک نکنم.» پس هردوی ایشان روانه شدند. bible_en_fa And Elijah answered and said to the captain of fifty, If I be a man of God, then let fire come down from heaven, and consume thee and thy fifty. And there came down fire from heaven, and consumed him and his fifty. و پنجاه نفر از پسران انبیا رفته، در مقابل ایشان از دورایستادند و ایشان نزد اردن ایستاده بودند. bible_en_fa Again also he sent unto him another captain of fifty with his fifty. And he answered and said unto him, O man of God, thus hath the king said, Come down quickly. پس ایلیا ردای خویش را گرفت و آن را پیچیده، آب را زد که به این طرف و آن طرف شکافته شد وهردوی ایشان بر خشکی عبور نمودند. bible_en_fa And Elijah answered and said unto them, If I be a man of God, let fire come down from heaven, and consume thee and thy fifty. And the fire of God came down from heaven, and consumed him and his fifty. و بعد از گذشتن ایشان، ایلیا به الیشع گفت: «آنچه را که می‌خواهی برای تو بکنم، پیش ازآنکه از نزد تو برداشته شوم، بخواه.» الیشع گفت: «نصیب مضاعف روح تو بر من بشود.» bible_en_fa And he sent again a captain of the third fifty with his fifty. And the third captain of fifty went up, and came and fell on his knees before Elijah, and besought him, and said unto him, O man of God, I pray thee, let my life, and the life of these fifty thy servants, be precious in thy sight. او گفت: «چیز دشواری خواستی اما اگر حینی که از نزد توبرداشته شوم مرا ببینی، از برایت چنین خواهدشد والا نخواهد شد.» bible_en_fa Behold, there came fire down from heaven, and burnt up the two captains of the former fifties with their fifties: therefore let my life now be precious in thy sight. و چون ایشان می‌رفتندو گفتگو می‌کردند، اینک ارابه آتشین و اسبان آتشین ایشان را از یکدیگر جدا کرد و ایلیا درگردباد به آسمان صعود نمود. bible_en_fa And the angel of the LORD said unto Elijah, Go down with him: be not afraid of him. And he arose, and went down with him unto the king. و چون الیشع این را بدید فریاد برآورد که «ای پدرم! ای پدرم! ارابه اسرائیل و سوارانش! پس او را دیگر ندیدو جامه خود را گرفته، آن را به دو حصه چاک زد. bible_en_fa And he said unto him, Thus saith the LORD, Forasmuch as thou hast sent messengers to inquire of Baal-zebub the god of Ekron, is it not because there is no God in Israel to inquire of his word? therefore thou shalt not come down off that bed on which thou art gone up, but shalt surely die. و ردای ایلیا را که از او افتاده بود، برداشت و برگشته به کناره اردن ایستاد. bible_en_fa So he died according to the word of the LORD which Elijah had spoken. And Jehoram reigned in his stead in the second year of Jehoram the son of Jehoshaphat king of Judah; because he had no son. پس ردای ایلیارا که از او افتاده بود، گرفت و آب را زده، گفت: «یهوه خدای ایلیا کجاست؟» و چون او نیز آب رازد، به این طرف و آن طرف شکافته شد و الیشع عبور نمود. bible_en_fa Now the rest of the acts of Ahaziah which he did, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Israel? و چون پسران انبیا که روبروی او در اریحابودند او را دیدند، گفتند: «روح ایلیا بر الیشع می‌باشد.» و برای ملاقات وی آمده، او را رو به زمین تعظیم نمودند. bible_en_fa And it came to pass, when the LORD would take up Elijah into heaven by a whirlwind, that Elijah went with Elisha from Gilgal. و او را گفتند: «اینک حال با بندگانت پنجاه مرد قوی هستند، تمنا اینکه ایشان بروند و آقای تو را جستجو نمایند، شایدروح خداوند او را برداشته، به یکی از کوهها یا دریکی از دره‌ها انداخته باشد.» او گفت: «مفرستید.» bible_en_fa And Elijah said unto Elisha, Tarry here, I pray thee; for the LORD hath sent me to Bethel. And Elisha said unto him, As the LORD liveth, and as thy soul liveth, I will not leave thee. So they went down to Bethel. اما به حدی بر وی ابرام نمودند که خجل شده، گفت: «بفرستید.» پس پنجاه نفر فرستادند و ایشان سه روز جستجو نمودند اما او را نیافتند. bible_en_fa And the sons of the prophets that were at Bethel came forth to Elisha, and said unto him, Knowest thou that the LORD will take away thy master from thy head to day? And he said, Yea, I know it; hold ye your peace. وچون او در اریحا توقف می‌نمود، ایشان نزد وی برگشتند و او به ایشان گفت: «آیا شما را نگفتم، که نروید.» bible_en_fa And Elijah said unto him, Elisha, tarry here, I pray thee; for the LORD hath sent me to Jericho. And he said, As the LORD liveth, and as thy soul liveth, I will not leave thee. So they came to Jericho. و اهل شهر به الیشع گفتند: «اینک موضع شهر نیکوست چنانکه آقای ما می‌بیند، لیکن آبش ناگوار و زمینش بی‌حاصل است.» bible_en_fa And the sons of the prophets that were at Jericho came to Elisha, and said unto him, Knowest thou that the LORD will take away thy master from thy head to day? And he answered, Yea, I know it; hold ye your peace. او گفت: «نزد من طشت نوی آورده، نمک در آن بگذارید.» پس برایش آوردند. bible_en_fa And Elijah said unto him, Tarry, I pray thee, here; for the LORD hath sent me to Jordan. And he said, As the LORD liveth, and as thy soul liveth, I will not leave thee. And they two went on. و او نزد چشمه آب بیرون رفته، نمک را در آن انداخت و گفت: «خداوندچنین می‌گوید: این آب را شفا دادم که بار دیگرمرگ یا بی‌حاصلی از آن پدید نیاید.» bible_en_fa And fifty men of the sons of the prophets went, and stood to view afar off: and they two stood by Jordan. پس آب تا به امروز برحسب سخنی که الیشع گفته بود، شفا یافت. bible_en_fa And Elijah took his mantle, and wrapped it together, and smote the waters, and they were divided hither and thither, so that they two went over on dry ground. و از آنجا به بیت ئیل برآمد و چون او به راه برمی آمد اطفال کوچک از شهر بیرون آمده، او راسخریه نموده، گفتند: «ای کچل برآی! ای کچل برآی!» bible_en_fa And it came to pass, when they were gone over, that Elijah said unto Elisha, Ask what I shall do for thee, before I be taken away from thee. And Elisha said, I pray thee, let a double portion of thy spirit be upon me. و او به عقب برگشته، ایشان را دید وایشان را به اسم یهوه لعنت کرد و دو خرس ازجنگل بیرون آمده، چهل و دو پسر از ایشان بدرید.و از آنجا به کوه کرمل رفت و از آنجا به سامره مراجعت نمود. bible_en_fa And he said, Thou hast asked a hard thing: nevertheless, if thou see me when I am taken from thee, it shall be so unto thee; but if not, it shall not be so. و از آنجا به کوه کرمل رفت و از آنجا به سامره مراجعت نمود. bible_en_fa And it came to pass, as they still went on, and talked, that, behold, there appeared a chariot of fire, and horses of fire, and parted them both asunder; and Elijah went up by a whirlwind into heaven. و یهورام بن اخاب در سال هجدهم یهوشافاط، پادشاه یهودا در سامره براسرائیل آغاز سلطنت نمود و دوازده سال پادشاهی کرد. bible_en_fa And Elisha saw it, and he cried, My father, my father, the chariot of Israel, and the horsemen thereof. And he saw him no more: and he took hold of his own clothes, and rent them in two pieces. و آنچه در نظر خداوند ناپسندبود به عمل می‌آورد، اما نه مثل پدر و مادرش زیرا که تمثال بعل را که پدرش ساخته بود، دورکرد. bible_en_fa He took up also the mantle of Elijah that fell from him, and went back, and stood by the bank of Jordan; لیکن به گناهان یربعام بن نباط که اسرائیل رامرتکب گناه ساخته بود، چسبیده، از آن دوری نورزید. bible_en_fa And he took the mantle of Elijah that fell from him, and smote the waters, and said, Where is the LORD God of Elijah? and when he also had smitten the waters, they parted hither and thither: and Elisha went over. و میشع، پادشاه موآب، صاحب مواشی بودو به پادشاه اسرائیل صدهزار بره و صدهزار قوچ با پشم آنها ادا می‌نمود. bible_en_fa And when the sons of the prophets which were to view at Jericho saw him, they said, The spirit of Elijah doth rest on Elisha. And they came to meet him, and bowed themselves to the ground before him. و بعد از وفات اخاب، پادشاه موآب بر پادشاه اسرائیل عاصی شد. bible_en_fa And they said unto him, Behold now, there be with thy servants fifty strong men; let them go, we pray thee, and seek thy master: lest peradventure the Spirit of the LORD hath taken him up, and cast him upon some mountain, or into some valley. And he said, Ye shall not send. ودر آن وقت یهورام پادشاه از سامره بیرون شده، تمامی اسرائیل را سان دید. bible_en_fa And when they urged him till he was ashamed, he said, Send. They sent therefore fifty men; and they sought three days, but found him not. و رفت و نزدیهوشافاط، پادشاه یهودا فرستاده، گفت: «پادشاه موآب بر من عاصی شده است آیا همراه من برای مقاتله با موآب خواهی آمد؟» او گفت: «خواهم آمد، من چون تو هستم و قوم من چون قوم تو واسبان من چون اسبان تو.» bible_en_fa And when they came again to him, (for he tarried at Jericho,) he said unto them, Did I not say unto you, Go not? او گفت: «به کدام راه برویم؟» گفت: «به راه بیابان ادوم.» bible_en_fa And the men of the city said unto Elisha, Behold, I pray thee, the situation of this city is pleasant, as my lord seeth: but the water is naught, and the ground barren. پس پادشاه اسرائیل و پادشاه یهودا و پادشاه ادوم روانه شده، سفر هفت روزه دور زدند و به جهت لشکر و چارپایانی که همراه ایشان بود، آب نبود. bible_en_fa And he said, Bring me a new cruse, and put salt therein. And they brought it to him. و پادشاه اسرائیل گفت: «افسوس که خداوند این سه پادشاه را خوانده است تا ایشان رابه‌دست موآب تسلیم کند.» bible_en_fa And he went forth unto the spring of the waters, and cast the salt in there, and said, Thus saith the LORD, I have healed these waters; there shall not be from thence any more death or barren land. و یهوشافاطگفت: «آیا نبی خداوند در اینجا نیست تا به واسطه او از خداوند مسالت نماییم؟» و یکی ازخادمان پادشاه اسرائیل در جواب گفت: «الیشع بن شافاط که آب بر دستهای ایلیامی ریخت، اینجاست.» bible_en_fa So the waters were healed unto this day, according to the saying of Elisha which he spake. و یهوشافاط گفت: «کلام خداوند با اوست.» پس پادشاه اسرائیل و یهوشافاط و پادشاه ادوم نزد وی فرودآمدند. bible_en_fa And he went up from thence unto Bethel: and as he was going up by the way, there came forth little children out of the city, and mocked him, and said unto him, Go up, thou bald head; go up, thou bald head. و الیشع به پادشاه اسرائیل گفت: «مرا با توچه‌کار است؟ نزد انبیای پدرت و انبیای مادرت برو.» اما پادشاه اسرائیل وی را گفت: «نی، زیراخداوند این سه پادشاه را خوانده است تا ایشان رابه‌دست موآب تسلیم نماید.» bible_en_fa And he turned back, and looked on them, and cursed them in the name of the LORD. And there came forth two she bears out of the wood, and tare forty and two children of them. الیشع گفت: «به حیات یهوه صبایوت که به حضور وی ایستاده‌ام قسم که اگر من احترام یهوشافاط، پادشاه یهودا رانگاه نمی داشتم به سوی تو نظر نمی کردم و تو رانمی دیدم. bible_en_fa And he went from thence to mount Carmel, and from thence he returned to Samaria. اما الان برای من مطربی بیاورید.» وواقع شد که چون مطرب ساز زد، دست خداوندبر وی آمد. bible_en_fa Now Jehoram the son of Ahab began to reign over Israel in Samaria the eighteenth year of Jehoshaphat king of Judah, and reigned twelve years. و او گفت: «خداوند چنین می‌گوید: این وادی را پر از خندقها بساز. bible_en_fa And he wrought evil in the sight of the LORD; but not like his father, and like his mother: for he put away the image of Baal that his father had made. زیراخداوند چنین می‌گوید: باد نخواهید دید و باران نخواهید دید اما این وادی از آب پر خواهد شد تاشما و مواشی شما و بهایم شما بنوشید. bible_en_fa Nevertheless he cleaved unto the sins of Jeroboam the son of Nebat, which made Israel to sin; he departed not therefrom. و این در نظر خداوند قلیل است بلکه موآب را نیز به‌دست شما تسلیم خواهد کرد. bible_en_fa And Mesha king of Moab was a sheepmaster, and rendered unto the king of Israel an hundred thousand lambs, and an hundred thousand rams, with the wool. و تمامی شهرهای حصاردار و همه شهرهای بهترین را منهدم خواهید ساخت و همه درختان نیکو راقطع خواهید نمود و جمیع چشمه های آب راخواهید بست و هر قطعه زمین نیکو را با سنگهاخراب خواهید کرد.» bible_en_fa But it came to pass, when Ahab was dead, that the king of Moab rebelled against the king of Israel. و بامدادان در وقت گذرانیدن هدیه، اینک آب از راه ادوم آمد و آن زمین را از آب پر ساخت. bible_en_fa And king Jehoram went out of Samaria the same time, and numbered all Israel. و چون تمامی موآبیان شنیده بودند که پادشاهان برای مقاتله ایشان برمی آیند هر‌که به اسلاح جنگ مسلح می‌شد و هرکه بالاتر از آن بود، جمع شدند و به‌سرحد خود اقامت کردند. bible_en_fa And he went and sent to Jehoshaphat the king of Judah, saying, The king of Moab hath rebelled against me: wilt thou go with me against Moab to battle? And he said, I will go up: I am as thou art, my people as thy people, and my horses as thy horses. پس بامدادان چون برخاستند و آفتاب بر آن آب تابید، موآبیان از آن طرف، آب را مثل خون سرخ دیدند، bible_en_fa And he said, Which way shall we go up? And he answered, The way through the wilderness of Edom. و گفتند: «این خون است، پادشاهان البته مقاتله کرده، یکدیگر را کشته‌اند، پس حال‌ای موآبیان به غنیمت بشتابید.» bible_en_fa So the king of Israel went, and the king of Judah, and the king of Edom: and they fetched a compass of seven days' journey: and there was no water for the host, and for the cattle that followed them. اماچون به لشکرگاه اسرائیل رسیدند، اسرائیلیان برخاسته، موآبیان را شکست دادند که از حضورایشان منهزم شدند، و به زمین ایشان داخل شده، موآبیان را می‌کشتند. bible_en_fa And the king of Israel said, Alas! that the LORD hath called these three kings together, to deliver them into the hand of Moab! و شهرها را منهدم ساختند و بر هر قطعه نیکو هرکس سنگ خود راانداخته، آن را پر کردند و تمام چشمه های آب رامسدود ساختند، و تمامی درختان خوب را قطع نمودند لکن سنگهای قیرحارست را در آن واگذاشتند و فلاخن اندازان آن را احاطه کرده، زدند. bible_en_fa But Jehoshaphat said, Is there not here a prophet of the LORD, that we may inquire of the LORD by him? And one of the king of Israel's servants answered and said, Here is Elisha the son of Shaphat, which poured water on the hands of Elijah. و چون پادشاه موآب دید که جنگ بر اوسخت شد هفتصد نفر شمشیرزن گرفت که تا نزدپادشاه ادوم را بشکافند اما نتوانستند.پس پسرنخست زاده خود را که به‌جایش می‌بایست سلطنت نماید، گرفته، او را بر حصار به جهت قربانی سوختنی گذرانید. و غیظ عظیمی براسرائیل پدید آمد. پس از نزد وی روانه شده، به زمین خود مراجعت کردند. bible_en_fa And Jehoshaphat said, The word of the LORD is with him. So the king of Israel and Jehoshaphat and the king of Edom went down to him. پس پسرنخست زاده خود را که به‌جایش می‌بایست سلطنت نماید، گرفته، او را بر حصار به جهت قربانی سوختنی گذرانید. و غیظ عظیمی براسرائیل پدید آمد. پس از نزد وی روانه شده، به زمین خود مراجعت کردند. bible_en_fa And Elisha said unto the king of Israel, What have I to do with thee? get thee to the prophets of thy father, and to the prophets of thy mother. And the king of Israel said unto him, Nay: for the LORD hath called these three kings together, to deliver them into the hand of Moab. و زنی از زنان پسران انبیا نزد الیشع تضرع نموده، گفت: «بنده ات، شوهرم مرد و تومی دانی که بنده ات از خداوند می‌ترسید، وطلبکار او آمده است تا دو پسر مرا برای بندگی خود ببرد.» bible_en_fa And Elisha said, As the LORD of hosts liveth, before whom I stand, surely, were it not that I regard the presence of Jehoshaphat the king of Judah, I would not look toward thee, nor see thee. الیشع وی را گفت: «بگو برای تو چه کنم؟ و در خانه چه داری؟ او گفت: «کنیزت را درخانه چیزی سوای ظرفی از روغن نیست.» bible_en_fa But now bring me a minstrel. And it came to pass, when the minstrel played, that the hand of the LORD came upon him. اوگفت برو و ظرفها از بیرون از تمامی همسایگان خود طلب کن، ظرفهای خالی و بسیار بخواه. bible_en_fa And he said, Thus saith the LORD, Make this valley full of ditches. و داخل شده، در را بر خودت و پسرانت ببندو در تمامی آن ظرفها بریز و هرچه پر شود به کناربگذار.» bible_en_fa For thus saith the LORD, Ye shall not see wind, neither shall ye see rain; yet that valley shall be filled with water, that ye may drink, both ye, and your cattle, and your beasts. پس از نزد وی رفته، در را بر خود وپسرانش بست و ایشان ظرفها نزد وی آورده، اومی ریخت. bible_en_fa And this is but a light thing in the sight of the LORD: he will deliver the Moabites also into your hand. و چون ظرفها را پر کرده بود به یکی از پسران خود گفت: «ظرفی دیگر نزد من بیاور.» او وی را گفت: «ظرفی دیگر نیست.» و روغن بازایستاد. bible_en_fa And ye shall smite every fenced city, and every choice city, and shall fell every good tree, and stop all wells of water, and mar every good piece of land with stones. پس رفته، آن مرد خدا را خبر داد. واو وی را گفت: «برو و روغن را بفروش و قرض خود را ادا کرده، تو و پسرانت از باقی‌مانده گذران کنید.» bible_en_fa And it came to pass in the morning, when the meat offering was offered, that, behold, there came water by the way of Edom, and the country was filled with water. و روزی واقع شد که الیشع به شونیم رفت ودر آنجا زنی بزرگ بود که بر او ابرام نمود که طعام بخورد و هرگاه عبور می‌نمود، به آنجا به جهت نان خوردن میل می‌کرد. bible_en_fa And when all the Moabites heard that the kings were come up to fight against them, they gathered all that were able to put on armour, and upward, and stood in the border. پس آن زن به شوهرخود گفت: «اینک فهمیده‌ام که این مرد مقدس خداست که همیشه از نزد ما می‌گذرد. bible_en_fa And they rose up early in the morning, and the sun shone upon the water, and the Moabites saw the water on the other side as red as blood: پس برای وی بالاخانه‌ای کوچک بر دیوار بسازیم و بستر و خوان و کرسی و شمعدانی درآن برای وی بگذرانیم که چون نزد ما آید، در آنجا فرودآید.» bible_en_fa And they said, This is blood: the kings are surely slain, and they have smitten one another: now therefore, Moab, to the spoil. پس روزی آنجا آمد و به آن بالاخانه فرودآمده، در آنجا خوابید. bible_en_fa And when they came to the camp of Israel, the Israelites rose up and smote the Moabites, so that they fled before them: but they went forward smiting the Moabites, even in their country. و به خادم خود، جیحزی گفت: «این زن شونمی را بخوان.» و چون او را خواند، او به حضور وی ایستاد. bible_en_fa And they beat down the cities, and on every good piece of land cast every man his stone, and filled it; and they stopped all the wells of water, and felled all the good trees: only in Kir-haraseth left they the stones thereof; howbeit the slingers went about it, and smote it. و او به خادم گفت: «به او بگو که اینک تمامی این زحمت را برای ما کشیده‌ای پس برای تو چه شود؟ آیا باپادشاه یا سردار لشکر کاری داری؟ او گفت: «نی، من در میان قوم خود ساکن هستم.» bible_en_fa And when the king of Moab saw that the battle was too sore for him, he took with him seven hundred men that drew swords, to break through even unto the king of Edom: but they could not. و او گفت: «پس برای این زن چه باید کرد؟» جیحزی عرض کرد: «یقین که پسری ندارد و شوهرش سالخورده است.» bible_en_fa Then he took his eldest son that should have reigned in his stead, and offered him for a burnt offering upon the wall. And there was great indignation against Israel: and they departed from him, and returned to their own land. آنگاه الیشع گفت: «او را بخوان.» پس وی را خوانده، او نزد در ایستاد. bible_en_fa Now there cried a certain woman of the wives of the sons of the prophets unto Elisha, saying, Thy servant my husband is dead; and thou knowest that thy servant did fear the LORD: and the creditor is come to take unto him my two sons to be bondmen. و گفت: «دراین وقت موافق زمان حیات، پسری در آغوش خواهی گرفت.» و او گفت: «نی‌ای آقایم؛ ای مردخدا به کنیز خود دروغ مگو.» bible_en_fa And Elisha said unto her, What shall I do for thee? tell me, what hast thou in the house? And she said, Thine handmaid hath not any thing in the house, save a pot of oil. پس آن زن حامله شده، در آن وقت موافق زمان حیات به موجب کلامی که الیشع به او گفته بود، پسری زایید. bible_en_fa Then he said, Go, borrow thee vessels abroad of all thy neighbours, even empty vessels; borrow not a few. و چون آن پسر بزرگ شد روزی اتفاق افتادکه نزد پدر خود نزد دروگران رفت. bible_en_fa And when thou art come in, thou shalt shut the door upon thee and upon thy sons, and shalt pour out into all those vessels, and thou shalt set aside that which is full. و به پدرش گفت: «آه سر من! آه سر من! و او به خادم خودگفت: «وی را نزد مادرش ببر.» bible_en_fa So she went from him, and shut the door upon her and upon her sons, who brought the vessels to her; and she poured out. پس او رابرداشته، نزد مادرش برد و او به زانوهایش تا ظهرنشست و مرد. bible_en_fa And it came to pass, when the vessels were full, that she said unto her son, Bring me yet a vessel. And he said unto her, There is not a vessel more. And the oil stayed. پس مادرش بالا رفته، او را بربستر مرد خدا خوابانید و در را بر او بسته، بیرون رفت. bible_en_fa Then she came and told the man of God. And he said, Go, sell the oil, and pay thy debt, and live thou and thy children of the rest. و شوهر خود را آواز داده، گفت: «تمنااینکه یکی از جوانان و الاغی از الاغها بفرستی تانزد مرد خدا بشتابم و برگردم. bible_en_fa And it fell on a day, that Elisha passed to Shunem, where was a great woman; and she constrained him to eat bread. And so it was, that as oft as he passed by, he turned in thither to eat bread. او گفت: «امروز چرا نزد او بروی، نه غره ماه و نه سبت است.» گفت: «سلامتی است.» bible_en_fa And she said unto her husband, Behold now, I perceive that this is an holy man of God, which passeth by us continually. پس الاغ را آراسته، به خادم خود گفت: «بران و برو و تا تو را نگویم درراندن کوتاهی منما.» bible_en_fa Let us make a little chamber, I pray thee, on the wall; and let us set for him there a bed, and a table, and a stool, and a candlestick: and it shall be, when he cometh to us, that he shall turn in thither. پس رفته، نزد مرد خدا به کوه کرمل رسید. bible_en_fa And it fell on a day, that he came thither, and he turned into the chamber, and lay there. پس حال به استقبال وی بشتاب و وی را بگو: آیا تو را سلامتی است و آیا شوهرت سالم وپسرت سالم است؟» او گفت: «سلامتی است.» bible_en_fa And he said to Gehazi his servant, Call this Shunammite. And when he had called her, she stood before him. و چون نزد مرد خدا به کوه رسید، به پایهایش چسبید. و جیحزی نزدیک آمد تا او را دور کنداما مرد خدا گفت: «او را واگذار زیرا که جانش دروی تلخ است و خداوند این را از من مخفی داشته، مرا خبر نداده است.» bible_en_fa And he said unto him, Say now unto her, Behold, thou hast been careful for us with all this care; what is to be done for thee? wouldest thou be spoken for to the king, or to the captain of the host? And she answered, I dwell among mine own people. و زن گفت: «آیا پسری ازآقایم درخواست نمودم، مگر نگفتم مرا فریب مده؟» bible_en_fa And he said, What then is to be done for her? And Gehazi answered, Verily she hath no child, and her husband is old. پس او به جیحزی گفت: «کمر خود راببند و عصای مرا به‌دستت گرفته، برو و اگر کسی را ملاقات کنی، او را تحیت مگو و اگر کسی تو راتحیت گوید، جوابش مده و عصای مرا بر روی طفل بگذار.» bible_en_fa And he said, Call her. And when he had called her, she stood in the door. اما مادر طفل گفت: «به حیات یهوه و به حیات خودت قسم که تو را ترک نکنم.» پس او برخاسته، در عقب زن روانه شد. bible_en_fa And he said, About this season, according to the time of life, thou shalt embrace a son. And she said, Nay, my lord, thou man of God, do not lie unto thine handmaid. وجیحزی از ایشان پیش رفته، عصا را بر روی طفل نهاد اما نه آواز داد و نه اعتنا نمود، پس به استقبال وی برگشته، او را خبر داد و گفت که طفل بیدارنشد. bible_en_fa And the woman conceived, and bare a son at that season that Elisha had said unto her, according to the time of life. پس الیشع به خانه داخل شده، دید که طفل مرده و بر بستر او خوابیده است. bible_en_fa And when the child was grown, it fell on a day, that he went out to his father to the reapers. و چون داخل شد، در را بر هر دو بست و نزد خداوند دعا نمود. bible_en_fa And he said unto his father, My head, my head. And he said to a lad, Carry him to his mother. و برآمده بر طفل دراز شد و دهان خود را بردهان وی و چشم خود را بر چشم او و دست خودرا بر دست او گذاشته، بر وی خم گشت و گوشت پسر گرم شد. bible_en_fa And when he had taken him, and brought him to his mother, he sat on her knees till noon, and then died. و برگشته، درخانه یک مرتبه این طرف و آن طرف بخرامید و برآمده، بر وی خم شد که طفل هفت مرتبه عطسه کرد، پس طفل چشمان خود را باز کرد. bible_en_fa And she went up, and laid him on the bed of the man of God, and shut the door upon him, and went out. و جیحزی را آوازداده، گفت: «این زن شونمی را بخوان.» پس او راخواند و چون نزد او داخل شد، او وی را گفت: «پسر خود را بردار.» bible_en_fa And she called unto her husband, and said, Send me, I pray thee, one of the young men, and one of the asses, that I may run to the man of God, and come again. پس آن زن داخل شده، نزد پایهایش افتاد و رو به زمین خم شد و پسرخود را برداشته، بیرون رفت. bible_en_fa And he said, Wherefore wilt thou go to him to day? it is neither new moon, nor sabbath. And she said, It shall be well. و الیشع به جلجال برگشت و قحطی درزمین بود و پسران انبیا به حضور وی نشسته بودند. و او به خادم خود گفت: «دیگ بزرگ رابگذار و آش به جهت پسران انبیا بپز.» bible_en_fa Then she saddled an ass, and said to her servant, Drive, and go forward; slack not thy riding for me, except I bid thee. و کسی به صحرا رفت تا سبزیها بچیند و بوته بری یافت وخیارهای بری از آن چیده، دامن خود را پرساخت و آمده، آنها را در دیگ آش خرد کردزیرا که آنها را نشناختند. bible_en_fa So she went and came unto the man of God to mount Carmel. And it came to pass, when the man of God saw her afar off, that he said to Gehazi his servant, Behold, yonder is that Shunammite: پس برای آن مردمان ریختند تا بخورند و چون قدری آش خوردند، صدا زده، گفتند: «ای مرد خدا مرگ در دیگ است.» و نتوانستند بخورند. bible_en_fa Run now, I pray thee, to meet her, and say unto her, Is it well with thee? is it well with thy husband? is it well with the child? And she answered, It is well. او گفت: «آردبیاورید.» پس آن را در دیگ انداخت و گفت: «برای مردم بریز تا بخورند.» پس هیچ‌چیز مضردر دیگ نبود. bible_en_fa And when she came to the man of God to the hill, she caught him by the feet: but Gehazi came near to thrust her away. And the man of God said, Let her alone; for her soul is vexed within her: and the LORD hath hid it from me, and hath not told me. و کسی از بعل شلیشه آمده، برای مرد خداخوراک نوبر، یعنی بیست قرص نان جو و خوشه‌ها در کیسه خود آورد. پس او گفت: «به مردم بده تا بخورند.» bible_en_fa Then she said, Did I desire a son of my lord? did I not say, Do not deceive me? خادمش گفت: «اینقدر راچگونه پیش صد نفر بگذارم؟» او گفت: «به مردمان بده تا بخورند، زیرا خداوند چنین می‌گوید که خواهند خورد و از ایشان باقی خواهد ماند.»پس پیش ایشان گذاشت و به موجب کلام خداوند خوردند و از ایشان باقی ماند. bible_en_fa Then he said to Gehazi, Gird up thy loins, and take my staff in thine hand, and go thy way: if thou meet any man, salute him not; and if any salute thee, answer him not again: and lay my staff upon the face of the child. پس پیش ایشان گذاشت و به موجب کلام خداوند خوردند و از ایشان باقی ماند. bible_en_fa And the mother of the child said, As the LORD liveth, and as thy soul liveth, I will not leave thee. And he arose, and followed her. و نعمان، سردار لشکر پادشاه ارام، در حضور آقایش مردی بزرگ و بلند جاه بود، زیرا خداوند به وسیله او ارام را نجات داده بود، وآن مرد جبار، شجاع ولی ابرص بود. bible_en_fa And Gehazi passed on before them, and laid the staff upon the face of the child; but there was neither voice, nor hearing. Wherefore he went again to meet him, and told him, saying, The child is not awaked. و فوجهای ارامیان بیرون رفته، کنیزکی کوچک از زمین اسرائیل به اسیری آوردند و او در حضور زن نعمان خدمت می‌کرد. bible_en_fa And when Elisha was come into the house, behold, the child was dead, and laid upon his bed. و به خاتون خود گفت: «کاش که آقایم در حضور نبی‌ای که در سامره است، می‌بود که او را از برصش شفا می‌داد.» bible_en_fa He went in therefore, and shut the door upon them twain, and prayed unto the LORD. پس کسی درآمده، آقای خود را خبر داده، گفت: «کنیزی که از ولایت اسرائیل است، چنین وچنان می‌گوید.» bible_en_fa And he went up, and lay upon the child, and put his mouth upon his mouth, and his eyes upon his eyes, and his hands upon his hands: and he stretched himself upon the child; and the flesh of the child waxed warm. پس پادشاه ارام گفت: «بیا برو ومکتوبی برای پادشاه اسرائیل می‌فرستم.» bible_en_fa Then he returned, and walked in the house to and fro; and went up, and stretched himself upon him: and the child sneezed seven times, and the child opened his eyes. ومکتوب را نزد پادشاه اسرائیل آورد و در آن نوشته بود که «الان چون این مکتوب به حضورت برسد اینک بنده خود نعمان را نزد تو فرستادم تااو را از برصش شفا دهی.» bible_en_fa And he called Gehazi, and said, Call this Shunammite. So he called her. And when she was come in unto him, he said, Take up thy son. اما چون پادشاه اسرائیل مکتوب را خواند لباس خود را دریده، گفت: «آیا من مرد خدا هستم که بمیرانم و زنده کنم که این شخص نزد من فرستاده است تا کسی رااز برصش شفا بخشم. پس بدانید و ببینید که اوبهانه جویی از من می‌کند.» bible_en_fa Then she went in, and fell at his feet, and bowed herself to the ground, and took up her son, and went out. اما چون الیشع، مرد خدا شنید که پادشاه اسرائیل لباس خود را دریده است، نزد پادشاه فرستاده، گفت: «لباس خود را چرا دریدی؟ اونزد من بیاید تا بداند که در اسرائیل نبی‌ای هست.» bible_en_fa And Elisha came again to Gilgal: and there was a dearth in the land; and the sons of the prophets were sitting before him: and he said unto his servant, Set on the great pot, and seethe pottage for the sons of the prophets. پس نعمان با اسبان و ارابه های خودآمده، نزد در خانه الیشع ایستاد. bible_en_fa And one went out into the field to gather herbs, and found a wild vine, and gathered thereof wild gourds his lap full, and came and shred them into the pot of pottage: for they knew them not. و الیشع رسولی نزد وی فرستاده، گفت: «برو و در اردن هفت مرتبه شست و شو نما. و گوشتت به توبرگشته، طاهر خواهی شد.» bible_en_fa So they poured out for the men to eat. And it came to pass, as they were eating of the pottage, that they cried out, and said, O thou man of God, there is death in the pot. And they could not eat thereof. اما نعمان غضبناک شده، رفت و گفت: «اینک گفتم البته نزدمن بیرون آمده، خواهد ایستاد و اسم خدای خود، یهوه را خوانده، و دست خود را بر جای برص حرکت داده، ابرص را شفا خواهد داد. bible_en_fa But he said, Then bring meal. And he cast it into the pot; and he said, Pour out for the people, that they may eat. And there was no harm in the pot. آیا ابانه و فرفر، نهرهای دمشق، از جمیع آبهای اسرائیل بهتر نیست؟ آیا در آنها شست وشو نکنم تا طاهر شوم؟» پس برگشته، با خشم رفت. bible_en_fa And there came a man from Baal-shalisha, and brought the man of God bread of the firstfruits, twenty loaves of barley, and full ears of corn in the husk thereof. And he said, Give unto the people, that they may eat. اما بندگانش نزدیک آمده، او را خطاب کرده، گفتند: «ای پدر ما اگر نبی، تو را امری بزرگ گفته بود، آیا آن را بجا نمی آوردی؟ پس چندمرتبه زیاده چون تو را گفته است شست و شو کن و طاهر شو.» bible_en_fa And his servitor said, What, should I set this before an hundred men? He said again, Give the people, that they may eat: for thus saith the LORD, They shall eat, and shall leave thereof. پس فرود شده، هفت مرتبه دراردن به موجب کلام مرد خدا غوطه خورد وگوشت او مثل گوشت طفل کوچک برگشته، طاهرشد. bible_en_fa So he set it before them, and they did eat, and left thereof, according to the word of the LORD. پس او با تمامی جمعیت خود نزد مرد خدامراجعت کرده، داخل شد و به حضور وی ایستاده، گفت: «اینک الان دانسته‌ام که در تمامی زمین جز در اسرائیل خدایی نیست و حال تمنااینکه هدیه‌ای از بنده ات قبول فرمایی.» bible_en_fa Now Naaman, captain of the host of the king of Syria, was a great man with his master, and honourable, because by him the LORD had given deliverance unto Syria: he was also a mighty man in valour, but he was a leper. اوگفت: «به حیات یهوه که در حضور وی ایستاده‌ام قسم که قبول نخواهم کرد.» و هرچند او را ابرام نمود که بپذیرد ابا نمود. bible_en_fa And the Syrians had gone out by companies, and had brought away captive out of the land of Israel a little maid; and she waited on Naaman's wife. و نعمان گفت: «اگرنه تمنا این که دو بار قاطر از خاک، به بنده ات داده شود زیرا که بعد از این، بنده ات قربانی سوختنی وذبیحه نزد خدایان غیر نخواهد گذرانید الا نزدیهوه. bible_en_fa And she said unto her mistress, Would God my lord were with the prophet that is in Samaria! for he would recover him of his leprosy. اما در این امر، خداوند بنده تو را عفوفرماید که چون آقایم به خانه رمون داخل شده، در آنجا سجده نماید و بر دست من تکیه کند و من در خانه رمون سجده نمایم، یعنی چون در خانه رمون سجده کنم، خداوند بنده تو را در این امرعفو فرماید.» bible_en_fa And one went in, and told his lord, saying, Thus and thus said the maid that is of the land of Israel. او وی را گفت: «به سلامتی برو.» bible_en_fa And the king of Syria said, Go to, go, and I will send a letter unto the king of Israel. And he departed, and took with him ten talents of silver, and six thousand pieces of gold, and ten changes of raiment. اماجیحزی که خادم الیشع مرد خدا بود گفت: «اینک آقایم از گرفتن از دست این نعمان ارامی آنچه راکه آورده بود، امتناع نمود. به حیات یهوه قسم که من از عقب او دویده، چیزی از او خواهم گرفت.» bible_en_fa And he brought the letter to the king of Israel, saying, Now when this letter is come unto thee, behold, I have therewith sent Naaman my servant to thee, that thou mayest recover him of his leprosy. پس جیحزی از عقب نعمان شتافت و چون نعمان او را دید که از عقبش می‌دود از ارابه خودبه استقبالش فرود آمد و گفت: «آیا سلامتی است؟» bible_en_fa And it came to pass, when the king of Israel had read the letter, that he rent his clothes, and said, Am I God, to kill and to make alive, that this man doth send unto me to recover a man of his leprosy? wherefore consider, I pray you, and see how he seeketh a quarrel against me. او گفت: «سلامتی است. آقایم مرافرستاده، می‌گوید: اینک الان دو جوان از پسران انبیا از کوهستان افرایم نزد من آمده‌اند، تمنا اینکه یک وزنه نقره و دو دست لباس به ایشان بدهی.» bible_en_fa And it was so, when Elisha the man of God had heard that the king of Israel had rent his clothes, that he sent to the king, saying, Wherefore hast thou rent thy clothes? let him come now to me, and he shall know that there is a prophet in Israel. نعمان گفت: «مرحمت فرموده، دو وزنه بگیر.» پس بر او ابرام نمود تا او دو وزنه نقره را در دوکیسه با دو دست لباس بست و بر دو خادم خودنهاد تا پیش او بردند. bible_en_fa So Naaman came with his horses and with his chariot, and stood at the door of the house of Elisha. و چون به عوفل رسید، آنها را از دست ایشان گرفته، در خانه گذاشت و آن اشخاص را مرخص کرده، رفتند. bible_en_fa And Elisha sent a messenger unto him, saying, Go and wash in the Jordan seven times, and thy flesh shall come again to thee, and thou shalt be clean. و او داخل شده، به حضور آقای خودایستاد و الیشع وی را گفت: «ای جیحزی از کجامی آیی؟» گفت: «بنده ات جایی نرفته بود.» bible_en_fa But Naaman was wroth, and went away, and said, Behold, I thought, He will surely come out to me, and stand, and call on the name of the LORD his God, and strike his hand over the place, and recover the leper. الیشع وی را گفت: «آیا دل من همراه تو نرفت هنگامی که آن مرد از ارابه خود به استقبال توبرگشت؟ آیا این وقت، وقت گرفتن نقره و گرفتن لباس و باغات زیتون و تاکستانها و گله هاو رمه هاو غلامان و کنیزان است؟پس برص نعمان به تو و به ذریت تو تا به ابد خواهد چسبید.» و ازحضور وی مبروص مثل برف بیرون رفت. bible_en_fa Are not Abana and Pharpar, rivers of Damascus, better than all the waters of Israel? may I not wash in them, and be clean? So he turned and went away in a rage. پس برص نعمان به تو و به ذریت تو تا به ابد خواهد چسبید.» و ازحضور وی مبروص مثل برف بیرون رفت. bible_en_fa And his servants came near, and spake unto him, and said, My father, if the prophet had bid thee do some great thing, wouldest thou not have done it? how much rather then, when he saith to thee, Wash, and be clean? و پسران انبیا به الیشع گفتند که «اینک مکانی که در حضور تو در آن ساکنیم، برای ما تنگ است. bible_en_fa Then went he down, and dipped himself seven times in Jordan, according to the saying of the man of God: and his flesh came again like unto the flesh of a little child, and he was clean. پس به اردن برویم و هریک چوبی از آنجا بگیریم و مکانی برای خود در آنجابسازیم تا در آن ساکن باشیم.» او گفت: «بروید.» bible_en_fa And he returned to the man of God, he and all his company, and came, and stood before him: and he said, Behold, now I know that there is no God in all earth, but in Israel: now therefore, I pray thee, take a blessing of thy servant. و یکی از ایشان گفت: «مرحمت فرموده، همراه بندگانت بیا.» او جواب داد که «می‌آیم.» bible_en_fa But he said, As the LORD liveth, before whom I stand, I will receive none. And he urged him to take it; but he refused. پس همراه ایشان روانه شد و چون به اردن رسیدند، چوبها را قطع نمودند. bible_en_fa And Naaman said, Shall there not then, I pray thee, be given to thy servant two mules' burden of earth? for thy servant will henceforth offer neither burnt offering nor sacrifice unto other gods, but unto the LORD. و هنگامی که یکی ازایشان تیر را می‌برید، آهن تبر در آب افتاد و اوفریاد کرده، گفت: «آه‌ای آقایم زیرا که عاریه بود.» bible_en_fa In this thing the LORD pardon thy servant, that when my master goeth into the house of Rimmon to worship there, and he leaneth on my hand, and I bow myself in the house of Rimmon: when I bow down myself in the house of Rimmon, the LORD pardon thy servant in this thing. پس مرد خدا گفت: «کجا افتاد؟» و چون جا را به وی نشان داد، او چوبی بریده، در آنجاانداخت و آهن را روی آب آورد. bible_en_fa And he said unto him, Go in peace. So he departed from him a little way. پس گفت: «برای خود بردار.» پس دست خود را دراز کرده، آن را گرفت. bible_en_fa But Gehazi, the servant of Elisha the man of God, said, Behold, my master hath spared Naaman this Syrian, in not receiving at his hands that which he brought: but, as the LORD liveth, I will run after him, and take somewhat of him. و پادشاه ارام با اسرائیل جنگ می‌کرد و با بندگان خود مشورت کرده، گفت: «در فلان جااردوی من خواهد بود.» bible_en_fa So Gehazi followed after Naaman. And when Naaman saw him running after him, he lighted down from the chariot to meet him, and said, Is all well? اما مرد خدا نزد پادشاه اسرائیل فرستاده، گفت: «با حذر باش که از فلان جا گذر نکنی زیرا که ارامیان به آنجا نزول کرده‌اند.» bible_en_fa And he said, All is well. My master hath sent me, saying, Behold, even now there be come to me from mount Ephraim two young men of the sons of the prophets: give them, I pray thee, a talent of silver, and two changes of garments. و پادشاه اسرائیل به مکانی که مردخدا او را خبر داد و وی را از آن انذار نمود، فرستاده، خود را از آنجا نه یکبار و نه دو بارمحافظت کرد. bible_en_fa And Naaman said, Be content, take two talents. And he urged him, and bound two talents of silver in two bags, with two changes of garments, and laid them upon two of his servants; and they bare them before him. و دل پادشاه ارام از این امر مضطرب شد وخادمان خود را خوانده، به ایشان گفت: «آیا مراخبر نمی دهید که کدام از ما به طرف پادشاه اسرائیل است؟» bible_en_fa And when he came to the tower, he took them from their hand, and bestowed them in the house: and he let the men go, and they departed. و یکی از خادمانش گفت: «ای آقایم چنین نیست، بلکه الیشع نبی که دراسرائیل است، پادشاه اسرائیل را از سخنی که درخوابگاه خود می‌گویی، مخبر می‌سازد.» bible_en_fa But he went in, and stood before his master. And Elisha said unto him, Whence comest thou, Gehazi? And he said, Thy servant went no whither. اوگفت: «بروید و ببینید که او کجاست، تا بفرستم واو را بگیرم.» پس او را خبر دادند که اینک دردوتان است. bible_en_fa And he said unto him, Went not mine heart with thee, when the man turned again from his chariot to meet thee? Is it a time to receive money, and to receive garments, and oliveyards, and vineyards, and sheep, and oxen, and menservants, and maidservants? پس سواران و ارابه‌ها و لشکرعظیمی بدانجا فرستاد و ایشان وقت شب آمده، شهر را احاطه نمودند. bible_en_fa The leprosy therefore of Naaman shall cleave unto thee, and unto thy seed for ever. And he went out from his presence a leper as white as snow. و چون خادم مرد خداصبح زود برخاسته، بیرون رفت. اینک لشکری باسواران و ارابه‌ها شهر را احاطه نموده بودند. پس خادمش وی را گفت: «آه‌ای آقایم چه بکنیم؟» bible_en_fa And the sons of the prophets said unto Elisha, Behold now, the place where we dwell with thee is too strait for us. او گفت: «مترس زیرا آنانی که با مایند از آنانی که با ایشانند بیشترند.» bible_en_fa Let us go, we pray thee, unto Jordan, and take thence every man a beam, and let us make us a place there, where we may dwell. And he answered, Go ye. و الیشع دعا کرده، گفت: «ای خداوند چشمان او را بگشا تا ببیند.» پس خداوند چشمان خادم را گشود و او دید که اینک کوههای اطراف الیشع از سواران وارابه های آتشین پر است. bible_en_fa And one said, Be content, I pray thee, and go with thy servants. And he answered, I will go. و چون ایشان نزدوی فرود شدند الیشع نزد خداوند دعا کرده، گفت: «تمنا اینکه این گروه را به کوری مبتلاسازی.» پس ایشان را به موجب کلام الیشع به کوری مبتلا ساخت. bible_en_fa So he went with them. And when they came to Jordan, they cut down wood. و الیشع، ایشان را گفت: «راه این نیست و شهر این نیست. از عقب من بیاییدو شما را به کسی‌که می‌طلبید، خواهم رسانید.» پس ایشان را به سامره آورد. bible_en_fa But as one was felling a beam, the axe head fell into the water: and he cried, and said, Alas, master! for it was borrowed. و هنگامی که وارد سامره شدند، الیشع گفت: «ای خداوند چشمان ایشان را بگشا تاببینند.» پس خداوند چشمان ایشان را گشود ودیدند که اینک در سامره هستند. bible_en_fa And the man of God said, Where fell it? And he shewed him the place. And he cut down a stick, and cast it in thither; and the iron did swim. آنگاه پادشاه اسرائیل چون ایشان را دید، به الیشع گفت: «ای پدرم آیا بزنم؟ آیا بزنم؟» bible_en_fa Therefore said he, Take it up to thee. And he put out his hand, and took it. او گفت: «مزن آیاکسانی را که به شمشیر و کمان خود اسیر کرده‌ای، خواهی زد؟ نان و آب پیش ایشان بگذار تابخورند و بنوشند و نزد آقای خود بروند.» bible_en_fa Then the king of Syria warred against Israel, and took counsel with his servants, saying, In such and such a place shall be my camp. پس ضیافتی بزرگ برای ایشان برپا کرد و چون خوردند و نوشیدند، ایشان را مرخص کرد که نزدآقای خویش رفتند. و بعد از آن، فوجهای ارام دیگر به زمین اسرائیل نیامدند. bible_en_fa And the man of God sent unto the king of Israel, saying, Beware that thou pass not such a place; for thither the Syrians are come down. و بعد از این، واقع شد که بنهدد، پادشاه ارام، تمام لشکر خود را جمع کرد و برآمده، سامره را محاصره نمود. bible_en_fa And the king of Israel sent to the place which the man of God told him and warned him of, and saved himself there, not once nor twice. و قحطی سخت درسامره بود و اینک آن را محاصره نموده بودند، به حدی که سر الاغی به هشتاد پاره نقره و یک ربع قاب جلغوزه، به پنج پاره نقره فروخته می‌شد. bible_en_fa Therefore the heart of the king of Syria was sore troubled for this thing; and he called his servants, and said unto them, Will ye not shew me which of us is for the king of Israel? و چون پادشاه اسرائیل بر باره گذر می‌نمود، زنی نزد وی فریاد برآورده، گفت: «ای آقایم پادشاه، مدد کن.» bible_en_fa And one of his servants said, None, my lord, O king: but Elisha, the prophet that is in Israel, telleth the king of Israel the words that thou speakest in thy bedchamber. او گفت: «اگر خداوند تو رامدد نکند، من از کجا تو را مدد کنم؟ آیا از خرمن یا از چرخشت؟» bible_en_fa And he said, Go and spy where he is, that I may send and fetch him. And it was told him, saying, Behold, he is in Dothan. پس پادشاه او را گفت: «تو راچه شد؟» او عرض کرد: «این زن به من گفت: پسرخود را بده تا امروز او را بخوریم و پسر مرا فردا خواهیم خورد. bible_en_fa Therefore sent he thither horses, and chariots, and a great host: and they came by night, and compassed the city about. پس پسر مرا پختیم و خوردیم و روز دیگر وی را گفتم: پسرت را بده تا او رابخوریم اما او پسر خود را پنهان کرد.» bible_en_fa And when the servant of the man of God was risen early, and gone forth, behold, an host compassed the city both with horses and chariots. And his servant said unto him, Alas, my master! how shall we do? و چون پادشاه سخن زن را شنید، رخت خود را بدرید واو بر باره می‌گذشت و قوم دیدند که اینک در زیرلباس خود پلاس دربر داشت. bible_en_fa And he answered, Fear not: for they that be with us are more than they that be with them. و گفت: «خدا به من مثل این بلکه زیاده از این بکند اگر سر الیشع بن شافاط امروز بر تنش بماند.» bible_en_fa And Elisha prayed, and said, LORD, I pray thee, open his eyes, that he may see. And the LORD opened the eyes of the young man; and he saw: and, behold, the mountain was full of horses and chariots of fire round about Elisha. و الیشع در خانه خود نشسته بود و مشایخ، همراهش نشسته بودندو پادشاه، کسی را از نزد خود فرستاد و قبل ازرسیدن قاصد نزد وی، الیشع به مشایخ گفت: «آیامی بینید که این پسر قاتل فرستاده است تا سر مرااز تن جدا کند؟ متوجه باشید وقتی که قاصدبرسد، در را ببندید و او را از در برانید، آیا صدای پایهای آقایش در عقبش نیست.»و چون اوهنوز به ایشان سخن می‌گفت، اینک قاصد نزد وی رسید و او گفت: «اینک این بلا از جانب خداونداست، چرا دیگر برای خداوند انتظار بکشم.» bible_en_fa And when they came down to him, Elisha prayed unto the LORD, and said, Smite this people, I pray thee, with blindness. And he smote them with blindness according to the word of Elisha. و چون اوهنوز به ایشان سخن می‌گفت، اینک قاصد نزد وی رسید و او گفت: «اینک این بلا از جانب خداونداست، چرا دیگر برای خداوند انتظار بکشم.» bible_en_fa And Elisha said unto them, This is not the way, neither is this the city: follow me, and I will bring you to the man whom ye seek. But he led them to Samaria. و الیشع گفت: «کلام خداوند را بشنوید. خداوند چنین می‌گوید که «فردا مثل این وقت یک کیل آرد نرم به یک مثقال و دو کیل جوبه یک مثقال نزد دروازه سامره فروخته می‌شود.» bible_en_fa And it came to pass, when they were come into Samaria, that Elisha said, LORD, open the eyes of these men, that they may see. And the LORD opened their eyes, and they saw; and, behold, they were in the midst of Samaria. و سرداری که پادشاه بر دست وی تکیه می‌نموددر جواب مرد خدا گفت: «اینک اگر خداوندپنجره‌ها هم در آسمان بسازد، آیا این چیز واقع تواند شد؟» او گفت: «همانا تو به چشم خودخواهی دید اما از آن نخواهی خورد.» bible_en_fa And the king of Israel said unto Elisha, when he saw them, My father, shall I smite them? shall I smite them? و چهار مرد مبروص نزد دهنه دروازه بودند و به یکدیگر گفتند: «چرا ما اینجا بنشینیم تابمیریم؟ bible_en_fa And he answered, Thou shalt not smite them: wouldest thou smite those whom thou hast taken captive with thy sword and with thy bow? set bread and water before them, that they may eat and drink, and go to their master. اگر گوییم به شهر داخل شویم هماناقحطی در شهر است و در آنجا خواهیم مرد و اگردر اینجا بمانیم، خواهیم مرد. پس حال برویم وخود را به اردوی ارامیان بیندازیم. اگر ما را زنده نگاه دارند، زنده خواهیم ماند و اگر ما را بکشند، خواهیم مرد.» bible_en_fa And he prepared great provision for them: and when they had eaten and drunk, he sent them away, and they went to their master. So the bands of Syria came no more into the land of Israel. پس وقت شام برخاستند تا به اردوی ارامیان بروند، اما چون به کنار اردوی ارامیان رسیدند اینک کسی در آنجا نبود. bible_en_fa And it came to pass after this, that Ben-hadad king of Syria gathered all his host, and went up, and besieged Samaria. زیراخداوند صدای ارابه‌ها و صدای اسبان و صدای لشکر عظیمی را در اردوی ارامیان شنوانید و به یکدیگر گفتند: «اینک پادشاه اسرائیل، پادشاهان حتیان و پادشاهان مصریان را به ضد ما اجیر کرده است تا بر ما بیایند.» bible_en_fa And there was a great famine in Samaria: and, behold, they besieged it, until an ass's head was sold for fourscore pieces of silver, and the fourth part of a cab of dove's dung for five pieces of silver. پس برخاسته، به وقت شام فرار کردند و خیمه‌ها و اسبان و الاغها و اردوی خود را به طوری که بود ترک کرده، از ترس جان خود گریختند. bible_en_fa And as the king of Israel was passing by upon the wall, there cried a woman unto him, saying, Help, my lord, O king. و آن مبروصان به کنار اردوآمده، به خیمه‌ای داخل شدند و اکل و شرب نموده، از آنجا نقره و طلا و لباس گرفته، رفتند وآنها را پنهان کردند و برگشته، به خیمه‌ای دیگرداخل شده، از آن نیز بردند؛ و رفته، پنهان کردند. bible_en_fa And he said, If the LORD do not help thee, whence shall I help thee? out of the barnfloor, or out of the winepress? پس به یکدیگر گفتند: «ما خوب نمی کنیم؛ امروز روز بشارت است و ما خاموش می‌مانیم واگر تا روشنایی صبح به تاخیر اندازیم، بلایی به ماخواهد رسید، پس الان بیایید برویم و به خانه پادشاه خبر دهیم.» bible_en_fa And the king said unto her, What aileth thee? And she answered, This woman said unto me, Give thy son, that we may eat him to day, and we will eat my son to morrow. پس رفته، دربانان شهر راصدا زدند و ایشان را مخبر ساخته، گفتند: «به اردوی ارامیان درآمدیم و اینک در آنجا نه کسی و نه صدای انسانی بود مگر اسبان بسته شده، والاغها بسته شده و خیمه‌ها به حالت خود.» bible_en_fa So we boiled my son, and did eat him: and I said unto her on the next day, Give thy son, that we may eat him: and she hath hid her son. پس دربانان صدا زده، خاندان پادشاه را دراندرون اطلاع دادند. bible_en_fa And it came to pass, when the king heard the words of the woman, that he rent his clothes; and he passed by upon the wall, and the people looked, and, behold, he had sackcloth within upon his flesh. و پادشاه در شب برخاست و به خادمان خود گفت: «به تحقیق شمارا خبر می‌دهم که ارامیان به ما چه خواهند کرد: می‌دانند که ما گرسنه هستیم پس از اردو بیرون رفته، خود را در صحرا پنهان کرده‌اند و می‌گویندچون از شهر بیرون آیند، ایشان را زنده خواهیم گرفت و به شهر داخل خواهیم شد.» bible_en_fa Then he said, God do so and more also to me, if the head of Elisha the son of Shaphat shall stand on him this day. و یکی ازخادمانش در جواب وی گفت: «پنج راس ازاسبان باقی‌مانده که در شهر باقی‌اند، بگیرند(اینک آنها مثل تمامی گروه اسرائیل که در آن باقی‌اند یا مانند تمامی گروه اسرائیل که هلاک شده‌اند، می‌باشند) و بفرستیم تا دریافت نماییم.» bible_en_fa But Elisha sat in his house, and the elders sat with him; and the king sent a man from before him: but ere the messenger came to him, he said to the elders, See ye how this son of a murderer hath sent to take away mine head? look, when the messenger cometh, shut the door, and hold him fast at the door: is not the sound of his master's feet behind him? پس دو ارابه با اسبها گرفتند و پادشاه از عقب لشکر ارام فرستاده، گفت: «بروید و تحقیق کنید.» bible_en_fa And while he yet talked with them, behold, the messenger came down unto him: and he said, Behold, this evil is of the LORD; what should I wait for the LORD any longer? پس از عقب ایشان تا اردن رفتند و اینک تمامی راه از لباس و ظروفی که ارامیان از تعجیل خود انداخته بودند، پر بود. پس رسولان برگشته، پادشاه را مخبر ساختند. bible_en_fa Then Elisha said, Hear ye the word of the LORD; Thus saith the LORD, To morrow about this time shall a measure of fine flour be sold for a shekel, and two measures of barley for a shekel, in the gate of Samaria. و قوم بیرون رفته، اردوی ارامیان را غارت کردند و یک کیل آرد نرم به یک مثقال و دو کیل جو به یک مثقال به موجب کلام خداوند به فروش رفت. bible_en_fa Then a lord on whose hand the king leaned answered the man of God, and said, Behold, if the LORD would make windows in heaven, might this thing be? And he said, Behold, thou shalt see it with thine eyes, but shalt not eat thereof. و پادشاه آن سردار را که بر دست وی تکیه می‌نمود بر دروازه گماشت و خلق، او را نزددروازه پایمال کردند که مرد بر‌حسب کلامی که مرد خدا گفت هنگامی که پادشاه نزد وی فرودآمد. bible_en_fa And there were four leprous men at the entering in of the gate: and they said one to another, Why sit we here until we die? و واقع شد به نهجی که مرد خدا، پادشاه را خطاب کرده، گفته بود که فردا مثل این وقت دو کیل جو به یک مثقال و یک کیل آرد نرم به یک مثقال نزد دروازه سامره فروخته خواهد شد. bible_en_fa If we say, We will enter into the city, then the famine is in the city, and we shall die there: and if we sit still here, we die also. Now therefore come, and let us fall unto the host of the Syrians: if they save us alive, we shall live; and if they kill us, we shall but die. و آن سردار در جواب مرد خدا گفته بود: اگر خداوند پنجره‌ها هم در آسمان بگشاید، آیامثل این امر واقع تواند شد؟ و او گفت: «اینک به چشمان خود خواهی دید اما از آن نخواهی خورد.»پس او را همچنین واقع شد زیرا خلق او را نزد دروازه پایمال کردند که مرد. bible_en_fa And they rose up in the twilight, to go unto the camp of the Syrians: and when they were come to the uttermost part of the camp of Syria, behold, there was no man there. پس او را همچنین واقع شد زیرا خلق او را نزد دروازه پایمال کردند که مرد. bible_en_fa For the Lord had made the host of the Syrians to hear a noise of chariots, and a noise of horses, even the noise of a great host: and they said one to another, Lo, the king of Israel hath hired against us the kings of the Hittites, and the kings of the Egyptians, to come upon us. و الیشع به زنی که پسرش را زنده کرده بود، خطاب کرده، گفت: «تو و خاندانت برخاسته، بروید و در جایی که می‌توانی ساکن شوی، ساکن شو، زیرا خداوند قحطی خوانده است و هم بر زمین هفت سال واقع خواهد شد.» bible_en_fa Wherefore they arose and fled in the twilight, and left their tents, and their horses, and their asses, even the camp as it was, and fled for their life. و آن زن برخاسته، موافق کلام مرد خدا، عمل نمود و با خاندان خود رفته، در زمین فلسطینیان هفت سال ماوا گزید. bible_en_fa And when these lepers came to the uttermost part of the camp, they went into one tent, and did eat and drink, and carried thence silver, and gold, and raiment, and went and hid it; and came again, and entered into another tent, and carried thence also, and went and hid it. و واقع شد بعد از انقضای هفت سال که آن زن از زمین فلسطینیان مراجعت کرده، بیرون آمد تا نزد پادشاه برای خانه و زمین خود استغاثه نماید. bible_en_fa Then they said one to another, We do not well: this day is a day of good tidings, and we hold our peace: if we tarry till the morning light, some mischief will come upon us: now therefore come, that we may go and tell the king's household. و پادشاه با جیحزی، خادم مرد خدا گفتگو می‌نمود و می‌گفت: «حال تمام اعمال عظیمی را که الیشع بجا آورده است، به من بگو.» bible_en_fa So they came and called unto the porter of the city: and they told them, saying, We came to the camp of the Syrians, and, behold, there was no man there, neither voice of man, but horses tied, and asses tied, and the tents as they were. و هنگامی که او برای پادشاه بیان می‌کردکه چگونه مرده‌ای را زنده نمود، اینک زنی که پسرش را زنده کرده بود، نزد پادشاه به جهت خانه و زمین خود استغاثه نمود. و جیحزی گفت: «ای آقایم پادشاه! این همان زن است و پسری که الیشع زنده کرد، این است.» bible_en_fa And he called the porters; and they told it to the king's house within. و چون پادشاه از زن پرسید، او وی را خبر داد، پس پادشاه یکی ازخواجگان خود را برایش تعیین نموده، گفت: «تمامی مایملک او وتمامی حاصل ملک او را از روزی که زمین را ترک کرده است تا الان به او ردنما.» bible_en_fa And the king arose in the night, and said unto his servants, I will now shew you what the Syrians have done to us. They know that we be hungry; therefore are they gone out of the camp to hide themselves in the field, saying, When they come out of the city, we shall catch them alive, and get into the city. و الیشع به دمشق رفت و بنهدد، پادشاه ارام، بیمار بود و به او خبر داده، گفتند که مرد خدااینجا آمده است. bible_en_fa And one of his servants answered and said, Let some take, I pray thee, five of the horses that remain, which are left in the city, (behold, they are as all the multitude of Israel that are left in it: behold, I say, they are even as all the multitude of the Israelites that are consumed:) and let us send and see. پس پادشاه به حزائیل گفت: «هدیه‌ای به‌دست خود گرفته، برای ملاقات مردخدا برو و به واسطه او از خداوند سوال نما که آیااز این مرض خود شفا خواهم یافت؟» bible_en_fa They took therefore two chariot horses; and the king sent after the host of the Syrians, saying, Go and see. و حزائیل برای ملاقات وی رفته، هدیه‌ای به‌دست خودگرفت، یعنی بار چهل شتر از تمامی نفایس دمشق. و آمده، به حضور وی ایستاد و گفت: «پسرت، بنهدد، پادشاه ارام مرا نزد تو فرستاده، می‌گوید: آیا از این مرض خود شفا خواهم یافت؟» bible_en_fa And they went after them unto Jordan: and, lo, all the way was full of garments and vessels, which the Syrians had cast away in their haste. And the messengers returned, and told the king. و الیشع وی را گفت: «برو و او را بگو: البته شفا توانی یافت لیکن خداوند مرا اعلام نموده است که هرآینه او خواهد مرد.» bible_en_fa And the people went out, and spoiled the tents of the Syrians. So a measure of fine flour was sold for a shekel, and two measures of barley for a shekel, according to the word of the LORD. و چشم خود را خیره ساخته، بر وی نگریست تا خجل گردید. پس مرد خدا بگریست. bible_en_fa And the king appointed the lord on whose hand he leaned to have the charge of the gate: and the people trode upon him in the gate, and he died, as the man of God had said, who spake when the king came down to him. و حزائیل گفت: «آقایم چرا گریه می‌کند؟» او جواب داد: «چونکه ضرری را که تو به بنی‌اسرائیل خواهی رسانید، می‌دانم، قلعه های ایشان را آتش خواهی زد و جوانان ایشان را به شمشیر خواهی کشت، واطفال ایشان را خرد خواهی نمود و حامله های ایشان را شکم پاره خواهی کرد.» bible_en_fa And it came to pass as the man of God had spoken to the king, saying, Two measures of barley for a shekel, and a measure of fine flour for a shekel, shall be to morrow about this time in the gate of Samaria: و حزائیل گفت: «بنده تو که سگ است، کیست که چنین عمل عظیمی بکند؟» الیشع گفت: «خداوند بر من نموده است که تو پادشاه ارام خواهی شد.» bible_en_fa And that lord answered the man of God, and said, Now, behold, if the LORD should make windows in heaven, might such a thing be? And he said, Behold, thou shalt see it with thine eyes, but shalt not eat thereof. پس از نزد الیشع روانه شده، نزد آقای خود آمد و او وی را گفت: «الیشع تو را چه گفت؟» اوجواب داد: «به من گفت که البته شفا خواهی یافت.» bible_en_fa And so it fell out unto him: for the people trode upon him in the gate, and he died. و در فردای آن روز، لحاف را گرفته آن را در آب فرو برد و بر رویش گسترد که مرد وحزائیل در جایش پادشاه شد. bible_en_fa Then spake Elisha unto the woman, whose son he had restored to life, saying, Arise, and go thou and thine household, and sojourn wheresoever thou canst sojourn: for the LORD hath called for a famine; and it shall also come upon the land seven years. و در سال پنجم یورام بن اخاب، پادشاه اسرائیل، وقتی که یهوشافاط هنوز پادشاه یهودابود، یهورام بن یهوشافاط، پادشاه یهودا آغازسلطنت نمود. bible_en_fa And the woman arose, and did after the saying of the man of God: and she went with her household, and sojourned in the land of the Philistines seven years. و چون پادشاه شد، سی و دوساله بود و هشت سال در اورشلیم پادشاهی کرد. bible_en_fa And it came to pass at the seven years' end, that the woman returned out of the land of the Philistines: and she went forth to cry unto the king for her house and for her land. و به طریق پادشاهان اسرائیل به نحوی که خاندان اخاب عمل می‌نمودند سلوک نمود، زیراکه دختر اخاب، زن او بود و آنچه در نظر خداوندناپسند بود، به عمل می‌آورد. bible_en_fa And the king talked with Gehazi the servant of the man of God, saying, Tell me, I pray thee, all the great things that Elisha hath done. اما خداوند به‌خاطر بنده داود نخواست که یهودا را هلاک سازدچونکه وی را وعده داده بود که او را و پسرانش راهمیشه اوقات، چراغی بدهد. bible_en_fa And it came to pass, as he was telling the king how he had restored a dead body to life, that, behold, the woman, whose son he had restored to life, cried to the king for her house and for her land. And Gehazi said, My lord, O king, this is the woman, and this is her son, whom Elisha restored to life. و در ایام وی ادوم از زیر دست یهودا عاصی شده، پادشاهی برخود نصب کردند. bible_en_fa And when the king asked the woman, she told him. So the king appointed unto her a certain officer, saying, Restore all that was hers, and all the fruits of the field since the day that she left the land, even until now. و یورام با تمامی ارابه های خود به صعیر رفتند و در شب برخاسته، ادومیان را که او را احاطه نموده بودند و سرداران ارابه‌ها راشکست داد و قوم به خیمه های خود فرار کردند. bible_en_fa And Elisha came to Damascus; and Ben-hadad the king of Syria was sick; and it was told him, saying, The man of God is come hither. و ادوم از زیر دست یهودا تا امروز عاصی شده‌اند و لبنه نیز در آن وقت عاصی شد. bible_en_fa And the king said unto Hazael, Take a present in thine hand, and go, meet the man of God, and inquire of the LORD by him, saying, Shall I recover of this disease? و بقیه وقایع یورام و آنچه کرد، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان یهودا مکتوب نیست؟ bible_en_fa So Hazael went to meet him, and took a present with him, even of every good thing of Damascus, forty camels' burden, and came and stood before him, and said, Thy son Ben-hadad king of Syria hath sent me to thee, saying, Shall I recover of this disease? و یورام باپدران خود خوابید و در شهر داود با پدران خوددفن شد. و پسرش اخزیا به‌جایش پادشاهی کرد. bible_en_fa And Elisha said unto him, Go, say unto him, Thou mayest certainly recover: howbeit the LORD hath shewed me that he shall surely die. و در سال دوازدهم یورام بن اخاب، پادشاه اسرائیل، اخزیا ابن یهورام، پادشاه یهودا، آغاز سلطنت نمود. bible_en_fa And he settled his countenance stedfastly, until he was ashamed: and the man of God wept. و اخزیا چون پادشاه شد، بیست و دو ساله بود و یک سال در اورشلیم پادشاهی کرد و اسم مادرش عتلیا، دختر عمری پادشاه اسرائیل بود. bible_en_fa And Hazael said, Why weepeth my lord? And he answered, Because I know the evil that thou wilt do unto the children of Israel: their strong holds wilt thou set on fire, and their young men wilt thou slay with the sword, and wilt dash their children, and rip up their women with child. و به طریق خاندان اخاب سلوک نموده، آنچه در نظر خداوند ناپسند بود، مثل خاندان اخاب به عمل می‌آورد زیرا که دامادخاندان اخاب بود. bible_en_fa And Hazael said, But what, is thy servant a dog, that he should do this great thing? And Elisha answered, The LORD hath shewed me that thou shalt be king over Syria. و با یورام بن اخاب برای مقاتله با حزائیل پادشاه ارام به راموت جلعاد رفت و ارامیان، یورام را مجروح ساختند.و یورام پادشاه به یزرعیل مراجعت کرد تا از جراحتهایی که ارامیان به وی رسانیده بودند هنگامی که با حزائیل، پادشاه ارام جنگ می‌نمود، شفا یابد. و اخزیا ابن یهورام، پادشاه یهودا، به یزرئیل فرود آمد تا یورام بن اخاب را عیادت نماید چونکه مریض بود. bible_en_fa So he departed from Elisha, and came to his master; who said to him, What said Elisha to thee? And he answered, He told me that thou shouldest surely recover. و یورام پادشاه به یزرعیل مراجعت کرد تا از جراحتهایی که ارامیان به وی رسانیده بودند هنگامی که با حزائیل، پادشاه ارام جنگ می‌نمود، شفا یابد. و اخزیا ابن یهورام، پادشاه یهودا، به یزرئیل فرود آمد تا یورام بن اخاب را عیادت نماید چونکه مریض بود. bible_en_fa And it came to pass on the morrow, that he took a thick cloth, and dipped it in water, and spread it on his face, so that he died: and Hazael reigned in his stead. و الیشع نبی یکی از پسران انبیا را خوانده، به او گفت: «کمر خود را ببند و این حقه روغن را به‌دست خود گرفته، به راموت جلعادبرو. bible_en_fa And in the fifth year of Joram the son of Ahab king of Israel, Jehoshaphat being then king of Judah, Jehoram the son of Jehoshaphat king of Judah began to reign. و چون به آنجا رسیدی، ییهو ابن یهوشافاطبن نمشی را پیدا کن و داخل شده، او را از میان برادرانش برخیزان و او را به اطاق خلوت ببر. bible_en_fa Thirty and two years old was he when he began to reign; and he reigned eight years in Jerusalem. وحقه روغن را گرفته، به‌سرش بریز و بگو خداوندچنین می‌گوید که تو را به پادشاهی اسرائیل مسح کردم. پس در را باز کرده، فرار کن و درنگ منما.» bible_en_fa And he walked in the way of the kings of Israel, as did the house of Ahab: for the daughter of Ahab was his wife: and he did evil in the sight of the LORD. پس آن جوان، یعنی آن نبی جوان به راموت جلعاد آمد. bible_en_fa Yet the LORD would not destroy Judah for David his servant's sake, as he promised him to give him alway a light, and to his children. و چون بدانجا رسید، اینک سرداران لشکر نشسته بودند و او گفت: «ای سردار با توسخنی دارم.» ییهو گفت: «به کدام‌یک از جمیع ما؟» گفت: «به تو‌ای سردار!» bible_en_fa In his days Edom revolted from under the hand of Judah, and made a king over themselves. پس او برخاسته، به خانه داخل شد و روغن را به‌سرش ریخته، وی را گفت: «یهوه، خدای اسرائیل چنین می‌گوید که تو را بر قوم خداوند، یعنی بر اسرائیل به پادشاهی مسح کردم. bible_en_fa So Joram went over to Zair, and all the chariots with him: and he rose by night, and smote the Edomites which compassed him about, and the captains of the chariots: and the people fled into their tents. و خاندان آقای خود، اخاب راخواهی زد تا من انتقام خون بندگان خود، انبیا را وخون جمیع بندگان خداوند را از دست ایزابل بکشم. bible_en_fa Yet Edom revolted from under the hand of Judah unto this day. Then Libnah revolted at the same time. و تمامی خاندان اخاب هلاک خواهندشد. و از اخاب هر مرد را و هر بسته و رهاشده‌ای در اسرائیل را منقطع خواهم ساخت. bible_en_fa And the rest of the acts of Joram, and all that he did, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Judah? و خاندان اخاب را مثل خاندان یربعام بن نباط و مانندخاندان بعشا ابن اخیا خواهم ساخت. bible_en_fa And Joram slept with his fathers, and was buried with his fathers in the city of David: and Ahaziah his son reigned in his stead. و سگان، ایزابل را در ملک یزرعیل خواهند خورد ودفن کننده‌ای نخواهند بود.» پس در را باز کرده، بگریخت. bible_en_fa In the twelfth year of Joram the son of Ahab king of Israel did Ahaziah the son of Jehoram king of Judah begin to reign. و ییهو نزد بندگان آقای خویش بیرون آمدو کسی وی را گفت: «آیا سلامتی است؟ و این دیوانه برای چه نزد تو آمد؟» به ایشان گفت: «شمااین مرد و کلامش را می‌دانید.» bible_en_fa Two and twenty years old was Ahaziah when he began to reign; and he reigned one year in Jerusalem. And his mother's name was Athaliah, the daughter of Omri king of Israel. گفتند: «چنین نیست. ما را اطلاع بده.» پس او گفت: «چنین وچنان به من تکلم نموده، گفت که خداوند چنین می‌فرماید: تو را به پادشاهی اسرائیل مسح کردم.» bible_en_fa And he walked in the way of the house of Ahab, and did evil in the sight of the LORD, as did the house of Ahab: for he was the son in law of the house of Ahab. آنگاه ایشان تعجیل نموده، هر کدام رخت خود را گرفته، آن را زیر او به روی زینه نهادند، و کرنا را نواخته، گفتند که «ییهو پادشاه است.» bible_en_fa And he went with Joram the son of Ahab to the war against Hazael king of Syria in Ramoth-gilead; and the Syrians wounded Joram. لهذا ییهو ابن یهوشافاط بن نمشی بر یورام بشورید و یورام خود و تمامی اسرائیل، راموت جلعاد را از حزائیل، پادشاه ارام نگاه می‌داشتند. bible_en_fa And king Joram went back to be healed in Jezreel of the wounds which the Syrians had given him at Ramah, when he fought against Hazael king of Syria. And Ahaziah the son of Jehoram king of Judah went down to see Joram the son of Ahab in Jezreel, because he was sick. اما یهورام پادشاه به یزرعیل مراجعت کرده بود تا از جراحتهایی که ارامیان به او رسانیده بودند وقتی که با حزائیل، پادشاه ارام، جنگ می‌نمود، شفا یابد. پس ییهو گفت: «اگر رای شمااین است، مگذارید که کسی رها شده، از شهربیرون رود مبادا رفته، به یزرعیل خبر برساند.» bible_en_fa And Elisha the prophet called one of the children of the prophets, and said unto him, Gird up thy loins, and take this box of oil in thine hand, and go to Ramoth-gilead: پس ییهو به ارابه سوار شده، به یزرعیل رفت زیرا که یورام در آنجا بستری بود و اخزیا، پادشاه یهودا برای عیادت یورام فرود آمده بود. bible_en_fa And when thou comest thither, look out there Jehu the son of Jehoshaphat the son of Nimshi, and go in, and make him arise up from among his brethren, and carry him to an inner chamber; پس دیده یانی بر برج یزرعیل ایستاده بود، و جمعیت، ییهو را وقتی که می‌آمد، دید و گفت: «جمعیتی می‌بینم.» و یهورام گفت: «سواری گرفته، به استقبال ایشان بفرست تا بپرسد که آیاسلامتی است؟» bible_en_fa Then take the box of oil, and pour it on his head, and say, Thus saith the LORD, I have anointed thee king over Israel. Then open the door, and flee, and tarry not. پس سواری به استقبال وی رفت و گفت: «پادشاه چنین می‌فرماید که آیاسلامتی است؟» ییهو جواب داد که «تو را باسلامتی چه‌کار است؟ به عقب من برگرد.» و دیده بان خبر داده گفت که «قاصد نزد ایشان رسید، امابرنمی گردد.» bible_en_fa So the young man, even the young man the prophet, went to Ramoth-gilead. پس سوار دیگری فرستاد و اونزد ایشان آمد و گفت: «پادشاه چنین می‌فرماید که آیا سلامتی است؟» ییهو جواب داد: «تو را باسلامتی چه‌کار است؟ به عقب من برگرد.» bible_en_fa And when he came, behold, the captains of the host were sitting; and he said, I have an errand to thee, O captain. And Jehu said, Unto which of all us? And he said, To thee, O captain. ودیده بان خبر داده، گفت که «نزد ایشان رسید امابرنمی گردد و راندن مثل راندن ییهو ابن نمشی است زیرا که به دیوانگی می‌راند.» bible_en_fa And he arose, and went into the house; and he poured the oil on his head, and said unto him, Thus saith the LORD God of Israel, I have anointed thee king over the people of the LORD, even over Israel. و یهورام گفت: «حاضر کنید.» پس ارابه اورا حاضر کردند و یهورام، پادشاه اسرائیل واخزیا، پادشاه یهودا، هر یک بر ارابه خود بیرون رفتند و به استقبال ییهو بیرون شده، او را در ملک نابوت یزرعیلی یافتند. bible_en_fa And thou shalt smite the house of Ahab thy master, that I may avenge the blood of my servants the prophets, and the blood of all the servants of the LORD, at the hand of Jezebel. و چون یهورام، ییهو رادید گفت: «ای ییهو آیا سلامتی است؟» او جواب داد: «چه سلامتی مادامی که زناکاری مادرت ایزابل و جادوگری وی اینقدر زیاد است؟» bible_en_fa For the whole house of Ahab shall perish: and I will cut off from Ahab him that pisseth against the wall, and him that is shut up and left in Israel: آنگاه یهورام، دست خود را برگردانیده، فرارکرد و به اخزیا گفت: «ای اخزیا خیانت است.» bible_en_fa And I will make the house of Ahab like the house of Jeroboam the son of Nebat, and like the house of Baasha the son of Ahijah: و ییهو کمان خود را به قوت تمام کشیده، درمیان بازوهای یهورام زد که تیر از دلش بیرون آمدو در ارابه خود افتاد. bible_en_fa And the dogs shall eat Jezebel in the portion of Jezreel, and there shall be none to bury her. And he opened the door, and fled. و ییهو به بدقر، سردارخود گفت: «او را برداشته، در حصه ملک نابوت یزرعیلی بینداز و بیادآور که چگونه وقتی که من وتو با هم از عقب پدرش اخاب، سوار می‌بودیم، خداوند این وحی را درباره او فرمود. bible_en_fa Then Jehu came forth to the servants of his lord: and one said unto him, Is all well? wherefore came this mad fellow to thee? And he said unto them, Ye know the man, and his communication. خداوندمی گوید: هرآینه خون نابوت و خون پسرانش رادیروز دیدم و خداوند می‌گوید: که در این ملک به تو مکافات خواهم رسانید. پس الان او را بردار وبه موجب کلام خداوند او را در این ملک بینداز.» bible_en_fa And they said, It is false; tell us now. And he said, Thus and thus spake he to me, saying, Thus saith the LORD, I have anointed thee king over Israel. اما چون اخزیا، پادشاه یهودا این را دید، به راه خانه بوستان فرار کرد و ییهو او را تعاقب نموده، فرمود که او را بزنید و او را نیز در ارابه‌اش به فراز جور که نزد یبلعام است (زدند) و او تامجدو فرار کرده، در آنجا مرد. bible_en_fa Then they hasted, and took every man his garment, and put it under him on the top of the stairs, and blew with trumpets, saying, Jehu is king. و خادمانش اورا در ارابه به اورشلیم بردند و او را در مزارخودش در شهر داود با پدرانش دفن کردند. bible_en_fa So Jehu the son of Jehoshaphat the son of Nimshi conspired against Joram. (Now Joram had kept Ramoth-gilead, he and all Israel, because of Hazael king of Syria. و در سال یازدهم یورام بن اخاب، اخزیا بریهودا پادشاه شد. bible_en_fa But king Joram was returned to be healed in Jezreel of the wounds which the Syrians had given him, when he fought with Hazael king of Syria.) And Jehu said, If it be your minds, then let none go forth nor escape out of the city to go to tell it in Jezreel. و چون ییهو به یزرعیل آمد، ایزابل این راشنیده، سرمه به چشمان خود کشیده و سر خود را زینت داده، از پنجره نگریست. bible_en_fa So Jehu rode in a chariot, and went to Jezreel; for Joram lay there. And Ahaziah king of Judah was come down to see Joram. و چون ییهوبه دروازه داخل شد، او گفت: «آیا زمری را که آقای خود را کشت، سلامتی بود؟» bible_en_fa And there stood a watchman on the tower in Jezreel, and he spied the company of Jehu as he came, and said, I see a company. And Joram said, Take an horseman, and send to meet them, and let him say, Is it peace? و او به سوی پنجره نظر افکنده، گفت: «کیست که به طرف من باشد؟ کیست؟» پس دو سه نفر ازخواجگان به سوی او نظر کردند. bible_en_fa So there went one on horseback to meet him, and said, Thus saith the king, Is it peace? And Jehu said, What hast thou to do with peace? turn thee behind me. And the watchman told, saying, The messenger came to them, but he cometh not again. و او گفت: «اورا بیندازید.» پس او را به زیر انداختند و قدری ازخونش بر دیوار و اسبان پاشیده شد و او را پایمال کرد. bible_en_fa Then he sent out a second on horseback, which came to them, and said, Thus saith the king, Is it peace? And Jehu answered, What hast thou to do with peace? turn thee behind me. و داخل شده، به اکل و شرب مشغول گشت. پس گفت: «این زن ملعون را نظر کنید، و اورا دفن نمایید زیرا که دختر پادشاه است.» bible_en_fa And the watchman told, saying, He came even unto them, and cometh not again: and the driving is like the driving of Jehu the son of Nimshi; for he driveth furiously. اماچون برای دفن کردنش رفتند، جز کاسه سر وپایها و کفهای دست، چیزی از او نیافتند. bible_en_fa And Joram said, Make ready. And his chariot was made ready. And Joram king of Israel and Ahaziah king of Judah went out, each in his chariot, and they went out against Jehu, and met him in the portion of Naboth the Jezreelite. پس برگشته، وی را خبر دادند. و او گفت: «این کلام خداوند است که به واسطه بنده خود، ایلیای تشبی تکلم نموده، گفت که سگان گوشت ایزابل را در ملک یزرعیل خواهند خورد.و لاش ایزابل مثل سرگین به روی زمین، در ملک یزرعیل خواهد بود، به طوری که نخواهند گفت که این ایزابل است.» bible_en_fa And it came to pass, when Joram saw Jehu, that he said, Is it peace, Jehu? And he answered, What peace, so long as the whoredoms of thy mother Jezebel and her witchcrafts are so many? و لاش ایزابل مثل سرگین به روی زمین، در ملک یزرعیل خواهد بود، به طوری که نخواهند گفت که این ایزابل است.» bible_en_fa And Joram turned his hands, and fled, and said to Ahaziah, There is treachery, O Ahaziah. و هفتاد پسر اخاب در سامره بودند. پس ییهو مکتوبی نوشته، به سامره نزدسروران یزرعیل که مشایخ و مربیان پسران اخاب بودند فرستاده، گفت: bible_en_fa And Jehu drew a bow with his full strength, and smote Jehoram between his arms, and the arrow went out at his heart, and he sunk down in his chariot. «الان چون این مکتوب به شما برسد چونکه پسران آقای شما و ارابه‌ها واسبان و شهر حصاردار و اسلحه با شما است، bible_en_fa Then said Jehu to Bidkar his captain, Take up, and cast him in the portion of the field of Naboth the Jezreelite: for remember how that, when I and thou rode together after Ahab his father, the LORD laid this burden upon him; پس بهترین و نیکوترین پسران آقای خود راانتخاب کرده، او را بر کرسی پدرش بنشانید و به جهت خانه آقای خود جنگ نمایید.» bible_en_fa Surely I have seen yesterday the blood of Naboth, and the blood of his sons, saith the LORD; and I will requite thee in this plat, saith the LORD. Now therefore take and cast him into the plat of ground, according to the word of the LORD. اما ایشان به شدت ترسان شدند و گفتند: «اینک دو پادشاه نتوانستند با او مقاومت نمایند، پس ما چگونه مقاومت خواهیم کرد؟» bible_en_fa But when Ahaziah the king of Judah saw this, he fled by the way of the garden house. And Jehu followed after him, and said, Smite him also in the chariot. And they did so at the going up to Gur, which is by Ibleam. And he fled to Megiddo, and died there. پس ناظر خانه و رئیس شهر و مشایخ و مربیان را نزد ییهو فرستاده، گفتند: «ما بندگان تو هستیم و هر‌چه به ما بفرمایی بجا خواهیم آورد، کسی را پادشاه نخواهیم ساخت. آنچه در نظر تو پسند آید، به عمل آور.» bible_en_fa And his servants carried him in a chariot to Jerusalem, and buried him in his sepulchre with his fathers in the city of David. پس مکتوبی دیگر به ایشان نوشت و گفت: «اگرشما با من هستید و سخن مرا خواهید شنید، سرهای پسران آقای خود را بگیرید و فردا مثل این وقت نزد من به یزرعیل بیایید.» و آن پادشاه زادگان که هفتاد نفر بودند، نزد بزرگان شهرکه ایشان را تربیت می‌کردند، می‌بودند. bible_en_fa And in the eleventh year of Joram the son of Ahab began Ahaziah to reign over Judah. و چون آن مکتوب نزد ایشان رسید، پادشاه زادگان را گرفته، هر هفتاد نفر را کشتند وسرهای ایشان را در سبدها گذاشته، به یزرعیل، نزد وی فرستادند. bible_en_fa And when Jehu was come to Jezreel, Jezebel heard of it; and she painted her face, and tired her head, and looked out at a window. و قاصدی آمده، او را خبرداد و گفت: «سرهای پسران پادشاه را آوردند.» اوگفت: «آنها را به دو توده نزد دهنه دروازه تا صبح بگذارید.» bible_en_fa And as Jehu entered in at the gate, she said, Had Zimri peace, who slew his master? و بامدادان چون بیرون رفت، بایستادو به تمامی قوم گفت: «شما عادل هستید. اینک من بر آقای خود شوریده، او را کشتم. اما کیست که جمیع اینها را کشته است؟ bible_en_fa And he lifted up his face to the window, and said, Who is on my side? who? And there looked out to him two or three eunuchs. پس بدانید که ازکلام خداوند که خداوند درباره خاندان اخاب گفته است، حرفی به زمین نخواهد افتاد و خداوندآنچه را که به واسطه بنده خود ایلیا گفته، بجاآورده است.» bible_en_fa And he said, Throw her down. So they threw her down: and some of her blood was sprinkled on the wall, and on the horses: and he trode her under foot. و ییهو جمیع باقی ماندگان خاندان اخاب را که در یزرعیل بودند، کشت، وتمامی بزرگانش و اصدقایش و کاهنانش را تا از برایش کسی باقی نماند. bible_en_fa And when he was come in, he did eat and drink, and said, Go, see now this cursed woman, and bury her: for she is a king's daughter. پس برخاسته، و روانه شده، به سامره آمد وچون در راه به بیت عقد شبانان رسید، bible_en_fa And they went to bury her: but they found no more of her than the skull, and the feet, and the palms of her hands. ییهو به برادران اخزیا، پادشاه یهودا دچار شده، گفت: «شما کیستید؟» گفتند: «برادران اخزیا هستیم ومی آییم تا پسران پادشاه و پسران ملکه را تحیت گوییم.» bible_en_fa Wherefore they came again, and told him. And he said, This is the word of the LORD, which he spake by his servant Elijah the Tishbite, saying, In the portion of Jezreel shall dogs eat the flesh of Jezebel: او گفت: «اینها را زنده بگیرید.» پس ایشان را زنده گرفتند و ایشان را که چهل و دو نفربودند، نزد چاه بیت عقد کشتند که از ایشان احدی رهایی نیافت. bible_en_fa And the carcase of Jezebel shall be as dung upon the face of the field in the portion of Jezreel; so that they shall not say, This is Jezebel. و چون از آنجا روانه شد، به یهوناداب بن رکاب که به استقبال او می‌آمد، برخورد و او راتحیت نموده، گفت که «آیا دل تو راست است، مثل دل من با دل تو؟» یهوناداب جواب داد که «راست است.» گفت: «اگر هست، دست خود را به من بده.» پس دست خود را به او داد و او وی را نزدخود به ارابه برکشید. bible_en_fa And Ahab had seventy sons in Samaria. And Jehu wrote letters, and sent to Samaria, unto the rulers of Jezreel, to the elders, and to them that brought up Ahab's children, saying, و گفت: «همراه من بیا، وغیرتی که برای خداوند دارم، ببین.» و او را بر ارابه وی سوار کردند. bible_en_fa Now as soon as this letter cometh to you, seeing your master's sons are with you, and there are with you chariots and horses, a fenced city also, and armour; و چون به سامره رسید، تمامی باقی ماندگان اخاب را که در سامره بودند، کشت به حدی که اثر او را نابود ساخت بر‌حسب کلامی که خداوند به ایلیا گفته بود. bible_en_fa Look even out the best and meetest of your master's sons, and set him on his father's throne, and fight for your master's house. پس ییهو تمامی قوم را جمع کرده، به ایشان گفت: «اخاب بعل را پرستش قلیل کرد اماییهو او را پرستش کثیر خواهد نمود. bible_en_fa But they were exceedingly afraid, and said, Behold, two kings stood not before him: how then shall we stand? پس الان جمیع انبیای بعل و جمیع پرستندگانش و جمیع کهنه او را نزد من بخوانید و احدی از ایشان غایب نباشد زیرا قصد ذبح عظیمی برای بعل دارم. هر که حاضر نباشد زنده نخواهد ماند.» اما ییهو این رااز راه حیله کرد تا پرستندگان بعل را هلاک سازد. bible_en_fa And he that was over the house, and he that was over the city, the elders also, and the bringers up of the children, sent to Jehu, saying, We are thy servants, and will do all that thou shalt bid us; we will not make any king: do thou that which is good in thine eyes. و ییهو گفت: «محفلی مقدس برای بعل تقدیس نمایید.» و آن را اعلان کردند. bible_en_fa Then he wrote a letter the second time to them, saying, If ye be mine, and if ye will hearken unto my voice, take ye the heads of the men your master's sons, and come to me to Jezreel by to morrow this time. Now the king's sons, being seventy persons, were with the great men of the city, which brought them up. و ییهونزد تمامی اسرائیل فرستاد و تمامی پرستندگان بعل آمدند و احدی باقی نماند که نیامد و به خانه بعل داخل شدند و خانه بعل سرتاسر پر شد. bible_en_fa And it came to pass, when the letter came to them, that they took the king's sons, and slew seventy persons, and put their heads in baskets, and sent him them to Jezreel. وبه ناظر مخزن لباس گفت که «برای جمیع پرستندگان بعل لباس بیرون آور.» و او برای ایشان لباس بیرون آورد. bible_en_fa And there came a messenger, and told him, saying, They have brought the heads of the king's sons. And he said, Lay ye them in two heaps at the entering in of the gate until the morning. و ییهو و یهوناداب بن رکاب به خانه بعل داخل شدند و به پرستندگان بعل گفت: «تفتیش کرده، دریافت کنید که کسی ازبندگان یهوه در اینجا با شما نباشد، مگر بندگان بعل و بس.» bible_en_fa And it came to pass in the morning, that he went out, and stood, and said to all the people, Ye be righteous: behold, I conspired against my master, and slew him: but who slew all these? پس داخل شدند تا ذبایح وقربانی های سوختنی بگذرانند. و ییهو هشتاد نفربرای خود بیرون در گماشته بود و گفت: «اگریکنفر از اینانی که به‌دست شما سپردم رهایی یابد، خون شما به عوض جان او خواهد بود.» bible_en_fa Know now that there shall fall unto the earth nothing of the word of the LORD, which the LORD spake concerning the house of Ahab: for the LORD hath done that which he spake by his servant Elijah. و چون از گذرانیدن قربانی سوختنی فارغ شدند، ییهو به شاطران و سرداران گفت: «داخل شده، ایشان را بکشید و کسی بیرون نیاید.» پس ایشان را به دم شمشیر کشتند و شاطران وسرداران ایشان را بیرون انداختند. پس به شهربیت بعل رفتند. bible_en_fa So Jehu slew all that remained of the house of Ahab in Jezreel, and all his great men, and his kinsfolks, and his priests, until he left him none remaining. و تماثیل را که در خانه بعل بود، بیرون آورده، آنها را سوزانیدند. bible_en_fa And he arose and departed, and came to Samaria. And as he was at the shearing house in the way, و تمثال بعل را شکستند و خانه بعل را منهدم ساخته، آن را تا امروز مزبله ساختند. bible_en_fa Jehu met with the brethren of Ahaziah king of Judah, and said, Who are ye? And they answered, We are the brethren of Ahaziah; and we go down to salute the children of the king and the children of the queen. پس ییهو، اثر بعل رااز اسرائیل نابود ساخت. bible_en_fa And he said, Take them alive. And they took them alive, and slew them at the pit of the shearing house, even two and forty men; neither left he any of them. اما ییهو از پیروی گناهان یربعام بن نباط که اسرائیل را مرتکب گناه ساخته بود برنگشت، یعنی از گوساله های طلا که در بیت ئیل و دان بود. bible_en_fa And when he was departed thence, he lighted on Jehonadab the son of Rechab coming to meet him: and he saluted him, and said to him, Is thine heart right, as my heart is with thy heart? And Jehonadab answered, It is. If it be, give me thine hand. And he gave him his hand; and he took him up to him into the chariot. و خداوند به ییهو گفت: «چونکه نیکویی کردی و آنچه در نظر من پسندبود، بجا آوردی و موافق هر‌چه در دل من بود باخانه اخاب عمل نمودی، از این جهت پسران توتا پشت چهارم بر کرسی اسرائیل خواهندنشست.» bible_en_fa And he said, Come with me, and see my zeal for the LORD. So they made him ride in his chariot. اما ییهو توجه ننمود تا به تمامی دل خود در شریعت یهوه، خدای اسرائیل، سلوک نماید، و از گناهان یربعام که اسرائیل را مرتکب گناه ساخته بود، اجتناب ننمود. bible_en_fa And when he came to Samaria, he slew all that remained unto Ahab in Samaria, till he had destroyed him, according to the saying of the LORD, which he spake to Elijah. و در آن ایام، خداوند به منقطع ساختن اسرائیل شروع نمود و حزائیل، ایشان را درتمامی حدود اسرائیل می‌زد، bible_en_fa And Jehu gathered all the people together, and said unto them, Ahab served Baal a little; but Jehu shall serve him much. یعنی از اردن به طرف طلوع آفتاب، تمامی زمین جلعاد و جادیان و روبینیان و منسیان را از عروعیر که بر وادی ارنون است و جلعاد و باشان. bible_en_fa Now therefore call unto me all the prophets of Baal, all his servants, and all his priests; let none be wanting: for I have a great sacrifice to do to Baal; whosoever shall be wanting, he shall not live. But Jehu did it in subtilty, to the intent that he might destroy the worshippers of Baal. و بقیه وقایع ییهوو هر‌چه کرد و تمامی تهور او، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مکتوب نیست؟ bible_en_fa And Jehu said, Proclaim a solemn assembly for Baal. And they proclaimed it. پس ییهو با پدران خود خوابید و او را در سامره دفن کردند و پسرش یهواخاز به‌جایش پادشاه شد.و ایامی که ییهو در سامره بر اسرائیل سلطنت نمود، بیست و هشت سال بود. bible_en_fa And Jehu sent through all Israel: and all the worshippers of Baal came, so that there was not a man left that came not. And they came into the house of Baal; and the house of Baal was full from one end to another. و ایامی که ییهو در سامره بر اسرائیل سلطنت نمود، بیست و هشت سال بود. bible_en_fa And he said unto him that was over the vestry, Bring forth vestments for all the worshippers of Baal. And he brought them forth vestments. و چون عتلیا، مادر اخزیا دید که پسرش مرده است، او برخاست و تمامی خانواده سلطنت را هلاک ساخت. bible_en_fa And Jehu went, and Jehonadab the son of Rechab, into the house of Baal, and said unto the worshippers of Baal, Search, and look that there be here with you none of the servants of the LORD, but the worshippers of Baal only. اما یهوشبع دختریورام پادشاه که خواهر اخزیا بود، یوآش پسراخزیا را گرفت، و او را از میان پسران پادشاه که کشته شدند، دزدیده، او را با دایه‌اش در اطاق خوابگاه از عتلیا پنهان کرد و او کشته نشد. bible_en_fa And when they went in to offer sacrifices and burnt offerings, Jehu appointed fourscore men without, and said, If any of the men whom I have brought into your hands escape, he that letteth him go, his life shall be for the life of him. و اونزد وی در خانه خداوند شش سال مخفی ماند وعتلیا بر زمین سلطنت می‌نمود. bible_en_fa And it came to pass, as soon as he had made an end of offering the burnt offering, that Jehu said to the guard and to the captains, Go in, and slay them; let none come forth. And they smote them with the edge of the sword; and the guard and the captains cast them out, and went to the city of the house of Baal. و در سال هفتم، یهویاداع فرستاده، یوزباشیهای کریتیان و شاطران را طلبید و ایشان را نزد خود به خانه خداوند آورده، با ایشان عهدبست و به ایشان در خانه خداوند قسم داد و پسرپادشاه را به ایشان نشان داد. bible_en_fa And they brought forth the images out of the house of Baal, and burned them. و ایشان را امرفرموده، گفت: «کاری که باید بکنید، این است: یک ثلث شما که در سبت داخل می‌شوید به دیده بانی خانه پادشاه مشغول باشید. bible_en_fa And they brake down the image of Baal, and brake down the house of Baal, and made it a draught house unto this day. و ثلث دیگر به دروازه سور و ثلثی به دروازه‌ای که پشت شاطران است، حاضر باشید، و خانه را دیده بانی نمایید که کسی داخل نشود. bible_en_fa Thus Jehu destroyed Baal out of Israel. و دو دسته شما، یعنی جمیع آنانی که در روز سبت بیرون می‌روید، خانه خداوند را نزد پادشاه دیده بانی نمایید. bible_en_fa Howbeit from the sins of Jeroboam the son of Nebat, who made Israel to sin, Jehu departed not from after them, to wit, the golden calves that were in Bethel, and that were in Dan. و هر کدام سلاح خود را به‌دست گرفته، به اطراف پادشاه احاطه نمایید و هر‌که از میان صف‌ها درآید، کشته گردد. و چون پادشاه بیرون رود یا داخل شود نزد او بمانید.» bible_en_fa And the LORD said unto Jehu, Because thou hast done well in executing that which is right in mine eyes, and hast done unto the house of Ahab according to all that was in mine heart, thy children of the fourth generation shall sit on the throne of Israel. پس یوزباشیها موافق هر‌چه یهویاداع کاهن امر فرمود، عمل نمودند، و هر کدام کسان خود راخواه از آنانی که در روز سبت داخل می‌شدند وخواه از آنانی که در روز سبت بیرون می‌رفتند، برداشته، نزد یهویاداع کاهن آمدند. bible_en_fa But Jehu took no heed to walk in the law of the LORD God of Israel with all his heart: for he departed not from the sins of Jeroboam, which made Israel to sin. و کاهن نیزه‌ها و سپرها را که از آن داود پادشاه و در خانه خداوند بود، به یوزباشیها داد. bible_en_fa In those days the LORD began to cut Israel short: and Hazael smote them in all the coasts of Israel; و هر یکی ازشاطران، سلاح خود را به‌دست گرفته، از طرف راست خانه تا طرف چپ خانه به پهلوی مذبح وبه پهلوی خانه، به اطراف پادشاه ایستادند. bible_en_fa From Jordan eastward, all the land of Gilead, the Gadites, and the Reubenites, and the Manassites, from Aroer, which is by the river Arnon, even Gilead and Bashan. و اوپسر پادشاه را بیرون آورده، تاج بر سرش گذاشت، و شهادت را به او داد و او را به پادشاهی نصب کرده، مسح نمودند و دستک زده، گفتند: «پادشاه زنده بماند.» bible_en_fa Now the rest of the acts of Jehu, and all that he did, and all his might, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Israel? و چون عتلیا آواز شاطران و قوم را شنید، نزد قوم به خانه خداوند داخل شد. bible_en_fa And Jehu slept with his fathers: and they buried him in Samaria. And Jehoahaz his son reigned in his stead. و دید که اینک پادشاه بر‌حسب عادت، نزد ستون ایستاده. و سروران و کرنانوازان نزد پادشاه بودند و تمامی قوم زمین شادی می‌کردند و کرناها را می‌نواختند. پس عتلیا لباس خود را دریده، صدا زد که خیانت! خیانت! bible_en_fa And the time that Jehu reigned over Israel in Samaria was twenty and eight years. و یهویاداع کاهن، یوزباشیها را که سرداران فوج بودند، امر فرموده، ایشان را گفت: «او را از میان صفها بیرون کنید و هر‌که از عقب اوبرود، به شمشیر کشته شود.» زیرا کاهن فرموده بود که در خانه خداوند کشته نگردد. bible_en_fa And when Athaliah the mother of Ahaziah saw that her son was dead, she arose and destroyed all the seed royal. پس او راراه دادند و از راهی که اسبان به خانه پادشاه می‌آمدند، رفت و در آنجا کشته شد. bible_en_fa But Jehosheba, the daughter of king Joram, sister of Ahaziah, took Joash the son of Ahaziah and stole him from among the king's sons which were slain; and they hid him, even him and his nurse, in the bedchamber from Athaliah, so that he was not slain. و یهویادع در میان خداوند و پادشاه و قوم عهد بست تا قوم خداوند باشند و همچنین درمیان پادشاه و قوم. bible_en_fa And he was with her hid in the house of the LORD six years. And Athaliah did reign over the land. و تمامی قوم زمین به خانه بعل رفته، آن را منهدم ساختند و مذبح هایش وتماثیلش را خرد درهم شکستند. و کاهن بعل، متان را روبروی مذبح‌ها کشتند و کاهن ناظران برخانه خداوند گماشت. bible_en_fa And the seventh year Jehoiada sent and fetched the rulers over hundreds, with the captains and the guard, and brought them to him into the house of the LORD, and made a covenant with them, and took an oath of them in the house of the LORD, and shewed them the king's son. و یوزباشیها و کریتیان و شاطران و تمامی قوم زمین را برداشته، ایشان پادشاه را از خانه خداوند به زیر آوردند و به راه دروازه شاطران به خانه پادشاه آمدند و او برکرسی پادشاهان بنشست. bible_en_fa And he commanded them, saying, This is the thing that ye shall do; A third part of you that enter in on the sabbath shall even be keepers of the watch of the king's house; و تمامی قوم زمین شادی کردند و شهر آرامی یافت و عتلیا را نزدخانه پادشاه به شمشیر کشتند.و چون یوآش پادشاه شد، هفت ساله بود. bible_en_fa And a third part shall be at the gate of Sur; and a third part at the gate behind the guard: so shall ye keep the watch of the house, that it be not broken down. و چون یوآش پادشاه شد، هفت ساله بود. bible_en_fa And two parts of all you that go forth on the sabbath, even they shall keep the watch of the house of the LORD about the king. در سال هفتم ییهو، یهوآش پادشاه شدو چهل سال در اورشلیم پادشاهی کرد. bible_en_fa And ye shall compass the king around about, every man with his weapons in his hand: and he that cometh within the ranges, let him be slain: and be ye with the king as he goeth out and as he cometh in. و یهوآش آنچه را که در نظر خداوند پسند بود، در تمام روزهایی که یهویاداع کاهن او را تعلیم می‌داد، بجا می‌آورد. bible_en_fa And the captains over the hundreds did according to all things that Jehoiada the priest commanded: and they took every man his men that were to come in on the sabbath, with them that should go out on the sabbath, and came to Jehoiada the priest. مگر این که مکان های بلند برداشته نشد و قوم هنوز در مکان های بلند قربانی می‌گذرانیدند و بخور می‌سوزانیدند. bible_en_fa And to the captains over hundreds did the priest give king David's spears and shields, that were in the temple of the LORD. و یهوآش به کاهنان گفت: «تمام نقره موقوفاتی که به خانه خداوند آورده شود، یعنی نقره رایج و نقره هر کس بر‌حسب نفوسی که برای او تقویم شده است، و هر نقره‌ای که در دل کسی بگذرد که آن را به خانه خداوند بیاورد، bible_en_fa And the guard stood, every man with his weapons in his hand, round about the king, from the right corner of the temple to the left corner of the temple, along by the altar and the temple. کاهنان آن را نزد خود بگیرند، هر کس از آشنای خود، وایشان خرابیهای خانه را هر جا که در آن خرابی پیدا کنند، تعمیر نمایند.» bible_en_fa And he brought forth the king's son, and put the crown upon him, and gave him the testimony; and they made him king, and anointed him; and they clapped their hands, and said, God save the king. اما چنان واقع شد که در سال بیست و سوم یهوآش پادشاه، کاهنان، خرابیهای خانه را تعمیر نکرده بودند. bible_en_fa And when Athaliah heard the noise of the guard and of the people, she came to the people into the temple of the LORD. و یهوآش پادشاه، یهویاداع کاهن و سایر کاهنان را خوانده، به ایشان گفت که «خرابیهای خانه را چرا تعمیرنکرده‌اید؟ پس الان نقره‌ای دیگر از آشنایان خودمگیرید بلکه آن را به جهت خرابیهای خانه بدهید.» bible_en_fa And when she looked, behold, the king stood by a pillar, as the manner was, and the princes and the trumpeters by the king, and all the people of the land rejoiced, and blew with trumpets: and Athaliah rent her clothes, and cried, Treason, Treason. و کاهنان راضی شدند که نه نقره از قوم بگیرند و نه خرابیهای خانه را تعمیر نمایند. bible_en_fa But Jehoiada the priest commanded the captains of the hundreds, the officers of the host, and said unto them, Have her forth without the ranges: and him that followeth her kill with the sword. For the priest had said, Let her not be slain in the house of the LORD. و یهویاداع کاهن صندوقی گرفته و سوراخی در سرپوش آن کرده، آن را به پهلوی مذبح به طرف راست راهی که مردم داخل خانه خداوندمی شدند، گذاشت. و کاهنانی که مستحفظان دربودند، تمامی نقره‌ای را که به خانه خداوندمی آوردند، در آن گذاشتند. bible_en_fa And they laid hands on her; and she went by the way by the which the horses came into the king's house: and there was she slain. و چون دیدند که نقره بسیار در صندوق بود، کاتب پادشاه و رئیس کهنه برآمده، نقره‌ای را که در خانه خداوند یافت می‌شد، در کیسه هابسته، حساب آن را می‌دادند. bible_en_fa And Jehoiada made a covenant between the LORD and the king and the people that they should be the LORD's people; between the king also and the people. و نقره‌ای را که حساب آن داده می‌شد، به‌دست کارگذارانی که برخانه خداوند گماشته بودند، می‌سپردند. و ایشان آن را به نجاران و بنایان که در خانه خداوند کارمی کردند، صرف می‌نمودند، bible_en_fa And all the people of the land went into the house of Baal, and brake it down; his altars and his images brake they in pieces thoroughly, and slew Mattan the priest of Baal before the altars. And the priest appointed officers over the house of the LORD. و به معماران وسنگ تراشان و به جهت خریدن چوب وسنگهای تراشیده برای تعمیر خرابیهای خانه خداوند، و به جهت هر خرجی که برای تعمیرخانه لازم می‌بود. bible_en_fa And he took the rulers over hundreds, and the captains, and the guard, and all the people of the land; and they brought down the king from the house of the LORD, and came by the way of the gate of the guard to the king's house. And he sat on the throne of the kings. اما برای خانه خداوندطاسهای نقره و گلگیرها و کاسه‌ها و کرناها و هیچ ظرفی از طلا و نقره از نقدی که به خانه خداوندمی آوردند، ساخته نشد. bible_en_fa And all the people of the land rejoiced, and the city was in quiet: and they slew Athaliah with the sword beside the king's house. زیرا که آن را به‌کارگذاران دادند تا خانه خداوند را به آن، تعمیرنمایند. bible_en_fa Seven years old was Jehoash when he began to reign. و از کسانی که نقره را به‌دست ایشان می‌دادند تا به‌کارگذاران بسپارند، حساب نمی گرفتند، زیرا که ایشان به امانت رفتارمی نمودند. bible_en_fa In the seventh year of Jehu Jehoash began to reign; and forty years reigned he in Jerusalem. And his mother's name was Zibiah of Beer-sheba. اما نقره قربانی های جرم و نقره قربانی های گناه را به خانه خداوند نمی آوردند، چونکه از آن کاهنان می‌بود. bible_en_fa And Jehoash did that which was right in the sight of the LORD all his days wherein Jehoiada the priest instructed him. آنگاه حزائیل، پادشاه ارام برآمده، با جت جنگ نمود و آن را تسخیر کرد. پس حزائیل توجه نموده، به سوی اورشلیم برآمد. bible_en_fa But the high places were not taken away: the people still sacrificed and burnt incense in the high places. ویهوآش، پادشاه یهودا تمامی موقوفاتی را که پدرانش، یهوشافاط و یهورام و اخزیا، پادشاهان یهودا وقف نموده بودند و موقوفات خود وتمامی طلا را که در خزانه های خانه خداوند وخانه پادشاه یافت شد، گرفته، آن را نزد حزائیل، پادشاه ارام فرستاد و او از اورشلیم برفت. bible_en_fa And Jehoash said to the priests, All the money of the dedicated things that is brought into the house of the LORD, even the money of every one that passeth the account, the money that every man is set at, and all the money that cometh into any man's heart to bring into the house of the LORD, و بقیه وقایع یوآش و هر‌چه کرد، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان یهودا مکتوب نیست؟ bible_en_fa Let the priests take it to them, every man of his acquaintance: and let them repair the breaches of the house, wheresoever any breach shall be found. و خادمانش برخاسته، فتنه انگیختند ویوآش را در خانه ملو به راهی که به سوی سلی فرود می‌رود، کشتند.زیرا خادمانش، یوزاکاربن شمعت و یهوزاباد بن شومیر، او را زدند که مردو او را با پدرانش در شهر داود دفن کردند وپسرش امصیا در جایش سلطنت نمود. bible_en_fa But it was so, that in the three and twentieth year of king Jehoash the priests had not repaired the breaches of the house. زیرا خادمانش، یوزاکاربن شمعت و یهوزاباد بن شومیر، او را زدند که مردو او را با پدرانش در شهر داود دفن کردند وپسرش امصیا در جایش سلطنت نمود. bible_en_fa Then king Jehoash called for Jehoiada the priest, and the other priests , and said unto them, Why repair ye not the breaches of the house? now therefore receive no more money of your acquaintance, but deliver it for the breaches of the house. در سال بیست و سوم یوآش بن اخزیا، پادشاه یهودا، یهواخاز بن ییهو، براسرائیل در سامره پادشاه شده، هفده سال سلطنت نمود. bible_en_fa And the priests consented to receive no more money of the people, neither to repair the breaches of the house. و آنچه در نظر خداوند ناپسندبود به عمل آورد، و در‌پی گناهان یربعام بن نباطکه اسرائیل را مرتکب گناه ساخته بود، سلوک نموده، از آن اجتناب نکرد. bible_en_fa But Jehoiada the priest took a chest, and bored a hole in the lid of it, and set it beside the altar, on the right side as one cometh into the house of the LORD: and the priests that kept the door put therein all the money that was brought into the house of the LORD. پس غضب خداوندبر اسرائیل افروخته شده، ایشان را به‌دست حزائیل، پادشاه ارام و به‌دست بنهدد، پسرحزائیل، همه روزها تسلیم نمود. bible_en_fa And it was so, when they saw that there was much money in the chest, that the king's scribe and the high priest came up, and they put up in bags, and told the money that was found in the house of the LORD. و یهواخاز نزدخداوند تضرع نمود و خداوند او را اجابت فرمودزیرا که تنگی اسرائیل را دید که چگونه پادشاه ارام، ایشان را به تنگ می‌آورد. bible_en_fa And they gave the money, being told, into the hands of them that did the work, that had the oversight of the house of the LORD: and they laid it out to the carpenters and builders, that wrought upon the house of the LORD, و خداوندنجات‌دهنده‌ای به اسرائیل داد که ایشان از زیردست ارامیان بیرون آمدند و بنی‌اسرائیل مثل ایام سابق در خیمه های خود ساکن شدند. bible_en_fa And to masons, and hewers of stone, and to buy timber and hewed stone to repair the breaches of the house of the LORD, and for all that was laid out for the house to repair it. اما ازگناهان خانه یربعام که اسرائیل را مرتکب گناه ساخته بود، اجتناب ننموده، در آن سلوک کردند، و اشیره نیز در سامره ماند. bible_en_fa Howbeit there were not made for the house of the LORD bowls of silver, snuffers, basons, trumpets, any vessels of gold, or vessels of silver, of the money that was brought into the house of the LORD: و برای یهواخاز، ازقوم به جز پنجاه سوار و ده ارابه و ده هزار پیاده وانگذاشت زیرا که پادشاه ارام ایشان را تلف ساخته، و ایشان را پایمال کرده، مثل غبارگردانیده بود. bible_en_fa But they gave that to the workmen, and repaired therewith the house of the LORD. و بقیه وقایع یهواخاز و هر‌چه کردو تهور او، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مکتوب نیست؟ bible_en_fa Moreover they reckoned not with the men, into whose hand they delivered the money to be bestowed on workmen: for they dealt faithfully. پس یهواخاز با پدران خود خوابید و او را در سامره دفن کردند وپسرش، یوآش، در جایش سلطنت نمود. bible_en_fa The trespass money and sin money was not brought into the house of the LORD: it was the priests'. و در سال سی و هفتم یوآش، پادشاه یهودا، یهوآش بن یهواخاز بر اسرائیل در سامره پادشاه شد و شانزده سال سلطنت نمود. bible_en_fa Then Hazael king of Syria went up, and fought against Gath, and took it: and Hazael set his face to go up to Jerusalem. وآنچه در نظر خداوند ناپسند بود، به عمل آورد واز تمامی گناهان یربعام بن نباط که اسرائیل رامرتکب گناه ساخته بود اجتناب نکرده، در آنهاسلوک می‌نمود. bible_en_fa And Jehoash king of Judah took all the hallowed things that Jehoshaphat, and Jehoram, and Ahaziah, his fathers, kings of Judah, had dedicated, and his own hallowed things, and all the gold that was found in the treasures of the house of the LORD, and in the king's house, and sent it to Hazael king of Syria: and he went away from Jerusalem. و بقیه وقایع یوآش و هر‌چه کرد و تهور او که چگونه با امصیا، پادشاه یهوداجنگ کرد، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مکتوب نیست؟ bible_en_fa And the rest of the acts of Joash, and all that he did, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Judah? و یوآش با پدران خود خوابید و یربعام بر کرسی وی نشست ویوآش با پادشاهان اسرائیل در سامره دفن شد. bible_en_fa And his servants arose, and made a conspiracy, and slew Joash in the house of Millo, which goeth down to Silla. و الیشع به بیماری‌ای که از آن مرد، مریض شد و یوآش، پادشاه اسرائیل، نزد وی فرود شده، بر او بگریست و گفت: «ای پدر من! ای پدر من! ای ارابه اسرائیل و سوارانش!» bible_en_fa For Jozachar the son of Shimeath, and Jehozabad the son of Shomer, his servants, smote him, and he died; and they buried him with his fathers in the city of David: and Amaziah his son reigned in his stead. و الیشع وی راگفت: «کمان و تیرها را بگیر.» و برای خود کمان وتیرها گرفت. bible_en_fa In the three and twentieth year of Joash the son of Ahaziah king of Judah Jehoahaz the son of Jehu began to reign over Israel in Samaria, and reigned seventeen years. و به پادشاه اسرائیل گفت: «کمان را به‌دست خود بگیر.» پس آن را به‌دست خودگرفت و الیشع دست خود را بر دست پادشاه نهاد. bible_en_fa And he did that which was evil in the sight of the LORD, and followed the sins of Jeroboam the son of Nebat, which made Israel to sin; he departed not therefrom. و گفت: «پنجره را به سوی مشرق باز کن.» پس آن را باز کرد و الیشع گفت: «بینداز.» پس انداخت. bible_en_fa And the anger of the LORD was kindled against Israel, and he delivered them into the hand of Hazael king of Syria, and into the hand of Ben-hadad the son of Hazael, all their days. و گفت: «تیرها را بگیر.» پس گرفت و به پادشاه اسرائیل گفت: «زمین را بزن.» پس سه مرتبه آن را زده، باز ایستاد. bible_en_fa And Jehoahaz besought the LORD, and the LORD hearkened unto him: for he saw the oppression of Israel, because the king of Syria oppressed them. و مرد خدابه او خشم نموده، گفت: «می‌بایست پنج شش مرتبه زده باشی آنگاه ارامیان را شکست می‌دادی تا تلف می‌شدند، اما حال ارامیان را فقط سه مرتبه شکست خواهی داد.» bible_en_fa (And the LORD gave Israel a saviour, so that they went out from under the hand of the Syrians: and the children of Israel dwelt in their tents, as beforetime. و الیشع وفات کرد و او را دفن نمودند و دروقت تحویل سال لشکرهای موآب به زمین درآمدند. bible_en_fa Nevertheless they departed not from the sins of the house of Jeroboam, who made Israel sin, but walked therein: and there remained the grove also in Samaria.) و واقع شد که چون مردی را دفن می‌کردند، آن لشکر را دیدند و آن مرده را در قبرالیشع انداختند، و چون آن میت به استخوانهای الیشع برخورد، زنده گشت و به پایهای خودایستاد. bible_en_fa Neither did he leave of the people to Jehoahaz but fifty horsemen, and ten chariots, and ten thousand footmen; for the king of Syria had destroyed them, and had made them like the dust by threshing. و حزائیل، پادشاه ارام، اسرائیل را درتمامی ایام یهواخاز به تنگ آورد. bible_en_fa Now the rest of the acts of Jehoahaz, and all that he did, and his might, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Israel? اماخداوند بر ایشان رافت و ترحم نموده، به‌خاطرعهد خود که با ابراهیم و اسحاق و یعقوب بسته بود به ایشان التفات کرد و نخواست ایشان راهلاک سازد، و ایشان را از حضور خود هنوز دورنینداخت. bible_en_fa And Jehoahaz slept with his fathers; and they buried him in Samaria: and Joash his son reigned in his stead. پس حزائیل، پادشاه ارام مرد و پسرش، بنهدد به‌جایش پادشاه شد.و یهوآش بن یهواخاز، شهرهایی را که حزائیل از دست پدرش، یهواخاز به جنگ گرفته بود، از دست بنهدد بن حزائیل باز پس گرفت، و یهوآش سه مرتبه او را شکست داده، شهرهای اسرائیل رااسترداد نمود. bible_en_fa In the thirty and seventh year of Joash king of Judah began Jehoash the son of Jehoahaz to reign over Israel in Samaria, and reigned sixteen years. و یهوآش بن یهواخاز، شهرهایی را که حزائیل از دست پدرش، یهواخاز به جنگ گرفته بود، از دست بنهدد بن حزائیل باز پس گرفت، و یهوآش سه مرتبه او را شکست داده، شهرهای اسرائیل رااسترداد نمود. bible_en_fa And he did that which was evil in the sight of the LORD; he departed not from all the sins of Jeroboam the son of Nebat, who made Israel sin: but he walked therein. در سال دوم یوآش بن یهواخاز پادشاه اسرائیل، امصیا بن یوآش، پادشاه یهوداآغاز سلطنت نمود. bible_en_fa And the rest of the acts of Joash, and all that he did, and his might wherewith he fought against Amaziah king of Judah, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Israel? و بیست و پنج ساله بود که پادشاه شد. و بیست و نه سال در اورشلیم پادشاهی کرد و اسم مادرش یهوعدان اورشلیمی بود. bible_en_fa And Joash slept with his fathers; and Jeroboam sat upon his throne: and Joash was buried in Samaria with the kings of Israel. و آنچه در نظر خداوند پسند بود، به عمل آورد اما نه مثل پدرش داود بلکه موافق هر‌چه پدرش یوآش کرده بود، رفتار می‌نمود. bible_en_fa Now Elisha was fallen sick of his sickness whereof he died. And Joash the king of Israel came down unto him, and wept over his face, and said, O my father, my father, the chariot of Israel, and the horsemen thereof. لیکن مکان های بلند برداشته نشد، و قوم هنوز درمکان های بلند قربانی می‌گذرانیدند و بخورمی سوزانیدند. bible_en_fa And Elisha said unto him, Take bow and arrows. And he took unto him bow and arrows. و هنگامی که سلطنت در دستش مستحکم شد، خادمان خود را که پدرش، پادشاه را کشته بودند، به قتل رسانید. bible_en_fa And he said to the king of Israel, Put thine hand upon the bow. And he put his hand upon it: and Elisha put his hands upon the king's hands. اما پسران قاتلان را نکشت به موجب نوشته کتاب تورات موسی که خداوند امر فرموده و گفته بود پدران به جهت پسران کشته نشوند و پسران به جهت پدران مقتول نگردند، بلکه هر کس به جهت گناه خودکشته شود. bible_en_fa And he said, Open the window eastward. And he opened it. Then Elisha said, Shoot. And he shot. And he said, The arrow of the LORD's deliverance, and the arrow of deliverance from Syria: for thou shalt smite the Syrians in Aphek, till thou have consumed them. و او ده هزار نفر از ادومیان را در وادی ملح کشت و سالع را در جنگ گرفت و آن را تا به امروزیقتئیل نامید. bible_en_fa And he said, Take the arrows. And he took them. And he said unto the king of Israel, Smite upon the ground. And he smote thrice, and stayed. آنگاه امصیا رسولان نزد یهوآش بن یهواخازبن ییهو، پادشاه اسرائیل، فرستاده، گفت: «بیا تا بایکدیگر مقابله نماییم.» bible_en_fa And the man of God was wroth with him, and said, Thou shouldest have smitten five or six times; then hadst thou smitten Syria till thou hadst consumed it: whereas now thou shalt smite Syria but thrice. و یهوآش پادشاه اسرائیل نزد امصیا، پادشاه یهودا فرستاده، گفت: «شترخار لبنان نزد سرو آزاد لبنان فرستاده، گفت: دختر خود را به پسر من به زنی بده، اما حیوان وحشی‌ای که در لبنان بود، گذر کرده، شترخار راپایمال نمود. bible_en_fa And Elisha died, and they buried him. And the bands of the Moabites invaded the land at the coming in of the year. ادوم را البته شکست دادی و دلت تو را مغرور ساخته است پس فخر نموده، درخانه خود بمان زیرا برای چه بلا را برای خودبرمی انگیزانی تا خودت و یهودا همراهت بیفتید.» bible_en_fa And it came to pass, as they were burying a man, that, behold, they spied a band of men; and they cast the man into the sepulchre of Elisha: and when the man was let down, and touched the bones of Elisha, he revived, and stood up on his feet. اما امصیا گوش نداد. پس یهوآش، پادشاه اسرائیل برآمد و او و امصیا، پادشاه یهودا دربیت شمس که در یهوداست، با یکدیگر مقابله نمودند. bible_en_fa But Hazael king of Syria oppressed Israel all the days of Jehoahaz. و یهودا از حضور اسرائیل منهزم شده، هر کس به خیمه خود فرار کرد. bible_en_fa And the LORD was gracious unto them, and had compassion on them, and had respect unto them, because of his covenant with Abraham, Isaac, and Jacob, and would not destroy them, neither cast he them from his presence as yet. ویهوآش، پادشاه اسرائیل، امصیا ابن یهوآش بن اخزیا پادشاه یهودا را در بیت شمس گرفت و به اورشلیم آمده، حصار اورشلیم را از دروازه افرایم تا دروازه زاویه، یعنی چهار صد ذراع منهدم ساخت. bible_en_fa So Hazael king of Syria died; and Ben-hadad his son reigned in his stead. و تمامی طلا و نقره و تمامی ظروفی را که در خانه خداوند و در خزانه های خانه پادشاه یافت شد، و یرغمالان گرفته، به سامره مراجعت کرد. bible_en_fa And Jehoash the son of Jehoahaz took again out of the hand of Ben-hadad the son of Hazael the cities, which he had taken out of the hand of Jehoahaz his father by war. Three times did Joash beat him, and recovered the cities of Israel. و بقیه اعمالی را که یهوآش کرد و تهور او وچگونه با امصیا پادشاه یهودا جنگ کرد، آیا درکتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مکتوب نیست؟ bible_en_fa In the second year of Joash son of Jehoahaz king of Israel reigned Amaziah the son of Joash king of Judah. و یهوآش با پدران خود خوابید و باپادشاهان اسرائیل در سامره دفن شد و پسرش یربعام در جایش پادشاه شد. bible_en_fa He was twenty and five years old when he began to reign, and reigned twenty and nine years in Jerusalem. And his mother's name was Jehoaddan of Jerusalem. و امصیا ابن یوآش، پادشاه یهودا، بعد ازوفات یهوآش بن یهواخاز، پادشاه اسرائیل، پانزده سال زندگانی نمود. bible_en_fa And he did that which was right in the sight of the LORD, yet not like David his father: he did according to all things as Joash his father did. و بقیه وقایع امصیا، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان یهودا مکتوب نیست؟ bible_en_fa Howbeit the high places were not taken away: as yet the people did sacrifice and burnt incense on the high places. و در اورشلیم بر وی فتنه انگیختند. پس او به لاکیش فرار کرد و از عقبش به لاکیش فرستاده، او را در آنجا کشتند. bible_en_fa And it came to pass, as soon as the kingdom was confirmed in his hand, that he slew his servants which had slain the king his father. و او را بر اسبان آوردند و با پدران خود در اورشلیم در شهر داود، دفن شد. bible_en_fa But the children of the murderers he slew not: according unto that which is written in the book of the law of Moses, wherein the LORD commanded, saying, The fathers shall not be put to death for the children, nor the children be put to death for the fathers; but every man shall be put to death for his own sin. و تمامی قوم یهودا، عزریا را که شانزده ساله بود گرفته، او را به‌جای پدرش، امصیا، پادشاه ساختند. bible_en_fa He slew of Edom in the valley of salt ten thousand, and took Selah by war, and called the name of it Joktheel unto this day. او ایلت را بنا کرد و بعداز آنکه پادشاه با پدران خود خوابیده بود، آن رابرای یهودا استرداد ساخت. bible_en_fa Then Amaziah sent messengers to Jehoash, the son of Jehoahaz son of Jehu, king of Israel, saying, Come, let us look one another in the face. و در سال پانزدهم امصیا بن یوآش، پادشاه یهودا، یربعام بن یهوآش، پادشاه اسرائیل، درسامره آغاز سلطنت نمود، و چهل و یک سال پادشاهی کرد. bible_en_fa And Jehoash the king of Israel sent to Amaziah king of Judah, saying, The thistle that was in Lebanon sent to the cedar that was in Lebanon, saying, Give thy daughter to my son to wife: and there passed by a wild beast that was in Lebanon, and trode down the thistle. و آنچه در نظر خداوند ناپسندبود، به عمل آورده، از تمامی گناهان یربعام بن نباط که اسرائیل را مرتکب گناه ساخته بود، اجتناب ننمود. bible_en_fa Thou hast indeed smitten Edom, and thine heart hath lifted thee up: glory of this, and tarry at home: for why shouldest thou meddle to thy hurt, that thou shouldest fall, even thou, and Judah with thee? او حدود اسرائیل را از مدخل حمات تا دریای عربه استرداد نمود، موافق کلامی که یهوه، خدای اسرائیل، به واسطه بنده خود یونس بن امتای نبی که از جت حافر بود، گفته بود. bible_en_fa But Amaziah would not hear. Therefore Jehoash king of Israel went up; and he and Amaziah king of Judah looked one another in the face at Beth-shemesh, which belongeth to Judah. زیرا خداوند دید که مصیبت اسرائیل بسیار تلخ بود چونکه نه محبوس و نه آزادی باقی ماند. و معاونی به جهت اسرائیل وجود نداشت. bible_en_fa And Judah was put to the worse before Israel; and they fled every man to their tents. اما خداوند به محو ساختن نام اسرائیل از زیرآسمان تکلم ننمود لهذا ایشان را به‌دست یربعام بن یوآش نجات داد. bible_en_fa And Jehoash king of Israel took Amaziah king of Judah, the son of Jehoash the son of Ahaziah, at Beth-shemesh, and came to Jerusalem, and brake down the wall of Jerusalem from the gate of Ephraim unto the corner gate, four hundred cubits. و بقیه وقایع یربعام و آنچه کرد و تهور او که چگونه جنگ نمود و چگونه دمشق و حمات راکه از آن یهودا بود، برای اسرائیل استردادساخت، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مکتوب نیست؟پس یربعام با پدران خود، یعنی با پادشاهان اسرائیل خوابید و پسرش زکریا در جایش سلطنت نمود. bible_en_fa And he took all the gold and silver, and all the vessels that were found in the house of the LORD, and in the treasures of the king's house, and hostages, and returned to Samaria. پس یربعام با پدران خود، یعنی با پادشاهان اسرائیل خوابید و پسرش زکریا در جایش سلطنت نمود. bible_en_fa Now the rest of the acts of Jehoash which he did, and his might, and how he fought with Amaziah king of Judah, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Israel? و در سال بیست و هفتم یربعام، پادشاه اسرائیل، عزریا ابن امصیا، پادشاه یهوداآغاز سلطنت نمود. bible_en_fa And Jehoash slept with his fathers, and was buried in Samaria with the kings of Israel; and Jeroboam his son reigned in his stead. و شانزده ساله بود که پادشاه شد و پنجاه و دو سال در اورشلیم پادشاهی کرد واسم مادرش یکلیای اورشلیمی بود. bible_en_fa And Amaziah the son of Joash king of Judah lived after the death of Jehoash son of Jehoahaz king of Israel fifteen years. و آنچه درنظر خداوند پسند بود، موافق هر‌چه پدرش امصیا کرده بود، بجا آورد. bible_en_fa And the rest of the acts of Amaziah, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Judah? لیکن مکانهای بلند برداشته نشد و قوم هنوز در مکانهای بلندقربانی می‌گذرانیدند و بخور می‌سوزانیدند. bible_en_fa Now they made a conspiracy against him in Jerusalem: and he fled to Lachish; but they sent after him to Lachish, and slew him there. وخداوند، پادشاه را مبتلا ساخت که تا روزوفاتش ابرص بود و در مریضخانه‌ای ساکن ماندو یوتام پسر پادشاه بر خانه او بود و بر قوم زمین داوری می‌نمود. bible_en_fa And they brought him on horses: and he was buried at Jerusalem with his fathers in the city of David. و بقیه وقایع عزریا و هرچه کرد، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان یهودا مکتوب نیست؟ bible_en_fa And all the people of Judah took Azariah, which was sixteen years old, and made him king instead of his father Amaziah. پس عزریا با پدران خود خوابید و او را با پدرانش در شهر داوددفن کردند و پسرش، یوتام در جایش پادشاه بود. bible_en_fa He built Elath, and restored it to Judah, after that the king slept with his fathers. در سال سی و هشتم عزریا، پادشاه یهودا، زکریا ابن یربعام بر اسرائیل در سامره پادشاه شد وشش ماه پادشاهی کرد. bible_en_fa In the fifteenth year of Amaziah the son of Joash king of Judah Jeroboam the son of Joash king of Israel began to reign in Samaria, and reigned forty and one years. و آنچه در نظر خداوندناپسند بود، به نحوی که پدرانش می‌کردند، به عمل آورد و از گناهان یربعام بن نباط که اسرائیل را مرتکب گناه ساخته بود، اجتناب ننمود. bible_en_fa And he did that which was evil in the sight of the LORD: he departed not from all the sins of Jeroboam the son of Nebat, who made Israel to sin. پس شلوم بن یابیش بر او شوریده، او را در حضور قوم زد و کشت و به‌جایش سلطنت نمود. bible_en_fa He restored the coast of Israel from the entering of Hamath unto the sea of the plain, according to the word of the LORD God of Israel, which he spake by the hand of his servant Jonah, the son of Amittai, the prophet, which was of Gath-hepher. و بقیه وقایع زکریا اینک در کتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مکتوب است. bible_en_fa For the LORD saw the affliction of Israel, that it was very bitter: for there was not any shut up, nor any left, nor any helper for Israel. این کلام خداوند بودکه آن را به ییهو خطاب کرده، گفت: «پسران تو تا پشت چهارم برکرسی اسرائیل خواهند نشست.» پس همچنین به وقوع پیوست. bible_en_fa And the LORD said not that he would blot out the name of Israel from under heaven: but he saved them by the hand of Jeroboam the son of Joash. در سال سی و نهم عزیا، پادشاه یهودا، شلوم بن یابیش پادشاه شد و یک ماه در سامره سلطنت نمود. bible_en_fa Now the rest of the acts of Jeroboam, and all that he did, and his might, how he warred, and how he recovered Damascus, and Hamath, which belonged to Judah, for Israel, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Israel? و منحیم بن جادی از ترصه برآمده، به سامره داخل شد. و شلوم بن یابیش رادر سامره زده، او را کشت و به‌جاش سلطنت نمود. bible_en_fa And Jeroboam slept with his fathers, even with the kings of Israel; and Zachariah his son reigned in his stead. و بقیه وقایع شلوم و فتنه‌ای که کرد، اینک در کتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مکتوب است. bible_en_fa In the twenty and seventh year of Jeroboam king of Israel began Azariah son of Amaziah king of Judah to reign. آنگاه منحیم تفصح را با هر‌چه در آن بود و حدودش را از ترصه زد، از این جهت که برای او باز نکردند، آن را زد، و تمامی زنان حامله‌اش را شکم پاره کرد. bible_en_fa Sixteen years old was he when he began to reign, and he reigned two and fifty years in Jerusalem. And his mother's name was Jecholiah of Jerusalem. در سال سی و نهم عزریا، پادشاه یهودا، منحیم بن جادی، بر اسرائیل پادشاه شد و ده سال در سامره سلطنت نمود. bible_en_fa And he did that which was right in the sight of the LORD, according to all that his father Amaziah had done; و آنچه در نظرخداوند ناپسند بود، به عمل آورد و از گناهان یربعام بن نباط که اسرائیل را مرتکب گناه ساخته بود، اجتناب ننمود. bible_en_fa Save that the high places were not removed: the people sacrificed and burnt incense still on the high places. پس فول، پادشاه آشور، بر زمین هجوم آورد و منحیم، هزار وزنه نقره به فول داد تا دست او با وی باشد و سلطنت رادر دستش استوار سازد. bible_en_fa And the LORD smote the king, so that he was a leper unto the day of his death, and dwelt in a several house. And Jotham the king's son was over the house, judging the people of the land. و منحیم این نقد را براسرائیل، یعنی بر جمیع متمولان گذاشت تا هریک از ایشان پنجاه مثقال نقره به پادشاه آشوربدهند. پس پادشاه آشور مراجعت نموده، درزمین اقامت ننمود. bible_en_fa And the rest of the acts of Azariah, and all that he did, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Judah? و بقیه وقایع منحیم و هرچه کرد، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مکتوب نیست؟ bible_en_fa So Azariah slept with his fathers; and they buried him with his fathers in the city of David: and Jotham his son reigned in his stead. پس منحیم با پدران خود خوابید و پسرش فقحیا به‌جایش پادشاه شد. bible_en_fa In the thirty and eighth year of Azariah king of Judah did Zachariah the son of Jeroboam reign over Israel in Samaria six months. و در سال پنجاهم عزریا، پادشاه یهودا، فقحیا ابن منحیم بر اسرائیل در سامره پادشاه شد و دو سال سلطنت نمود. bible_en_fa And he did that which was evil in the sight of the LORD, as his fathers had done: he departed not from the sins of Jeroboam the son of Nebat, who made Israel to sin. و آنچه در نظرخداوند ناپسند بود، به عمل آورد و از گناهان یربعام بن نباط که اسرائیل را مرتکب گناه ساخته بود، اجتناب ننمود. bible_en_fa And Shallum the son of Jabesh conspired against him, and smote him before the people, and slew him, and reigned in his stead. و یکی ازسردارانش، فقح بن رملیا بر او شوریده، او رابا ارجوب واریه در سامره در قصر خانه پادشاه زد و با وی پنجاه نفر از بنی جلعادبودند. پس او را کشته، به‌جایش سلطنت نمود. bible_en_fa And the rest of the acts of Zachariah, behold, they are written in the book of the chronicles of the kings of Israel. و بقیه وقایع فقحیا و هر‌چه کرد، اینک درکتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مکتوب است. bible_en_fa This was the word of the LORD which he spake unto Jehu, saying, Thy sons shall sit on the throne of Israel unto the fourth generation. And so it came to pass. و در سال پنجاه و دوم عزریا، پادشاه یهودا، فقح بن رملیا بر اسرائیل، در سامره پادشاه شد وبیست سال سلطنت نمود. bible_en_fa Shallum the son of Jabesh began to reign in the nine and thirtieth year of Uzziah king of Judah; and he reigned a full month in Samaria. و آنچه در نظرخداوند ناپسند بود، به عمل آورد و از گناهان یربعام بن نباط که اسرائیل را مرتکب گناه ساخته بود، اجتناب ننمود. bible_en_fa For Menahem the son of Gadi went up from Tirzah, and came to Samaria, and smote Shallum the son of Jabesh in Samaria, and slew him, and reigned in his stead. در ایام فقح، پادشاه اسرائیل، تغلت فلاسر، پادشاه آشور آمده، عیون و آبل بیت معکه ویانوح و قادش و حاصور و جلعاد و جلیل وتمامی زمین نفتالی را گرفته، ایشان را به آشوربه اسیری برد. bible_en_fa And the rest of the acts of Shallum, and his conspiracy which he made, behold, they are written in the book of the chronicles of the kings of Israel. و در سال بیستم یوتام بن عزیا، هوشع بن ایله، بر فقح بن رملیا بشورید واو را زده، کشت و در جایش سلطنت نمود. bible_en_fa Then Menahem smote Tiphsah, and all that were therein, and the coasts thereof from Tirzah: because they opened not to him, therefore he smote it; and all the women therein that were with child he ripped up. وبقیه وقایع فقح و هر‌چه کرد، اینک درکتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مکتوب است. bible_en_fa In the nine and thirtieth year of Azariah king of Judah began Menahem the son of Gadi to reign over Israel, and reigned ten years in Samaria. در سال دوم فقح بن رملیا، پادشاه اسرائیل، یوتام بن عزیا، پادشاه یهودا، آغاز سلطنت نمود. bible_en_fa And he did that which was evil in the sight of the LORD: he departed not all his days from the sins of Jeroboam the son of Nebat, who made Israel to sin. او بیست و پنج ساله بود که پادشاه شد وشانزده سال در اورشلیم پادشاهی کرد و اسم مادرش یروشا، دختر صادوق بود. bible_en_fa And Pul the king of Assyria came against the land: and Menahem gave Pul a thousand talents of silver, that his hand might be with him to confirm the kingdom in his hand. و آنچه درنظر خداوند شایسته بود، موافق هر‌آنچه پدرش عزیا کرد، به عمل آورد. bible_en_fa And Menahem exacted the money of Israel, even of all the mighty men of wealth, of each man fifty shekels of silver, to give to the king of Assyria. So the king of Assyria turned back, and stayed not there in the land. لیکن مکان های بلندبرداشته نشد و قوم در مکان های بلند هنوز قربانی می‌گذرانیدند و بخور می‌سوزانیدند، و او باب عالی خانه خداوند را بنا نمود. bible_en_fa And the rest of the acts of Menahem, and all that he did, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Israel? و بقیه وقایع یوتام و هر‌چه کرد، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان یهودا مکتوب نیست. bible_en_fa And Menahem slept with his fathers; and Pekahiah his son reigned in his stead. در آن ایام خداوند شروع نموده، رصین، پادشاه ارام و فقح بن رملیا را بر یهودا فرستاد.پس یوتام با پدران خود خوابید و در شهر پدرش داود با پدران خوددفن شد و پسرش، آحاز به‌جایش سلطنت نمود. bible_en_fa In the fiftieth year of Azariah king of Judah Pekahiah the son of Menahem began to reign over Israel in Samaria, and reigned two years. پس یوتام با پدران خود خوابید و در شهر پدرش داود با پدران خوددفن شد و پسرش، آحاز به‌جایش سلطنت نمود. bible_en_fa And he did that which was evil in the sight of the LORD: he departed not from the sins of Jeroboam the son of Nebat, who made Israel to sin. در سال هفدهم فقح بن رملیا، آحاز بن یوتام، پادشاه یهودا آغاز سلطنت نمود. bible_en_fa But Pekah the son of Remaliah, a captain of his, conspired against him, and smote him in Samaria, in the palace of the king's house, with Argob and Arieh, and with him fifty men of the Gileadites: and he killed him, and reigned in his room. و آحاز بیست ساله بود که پادشاه شد و شانزده سال در اورشلیم سلطنت نمود و آنچه در نظریهوه خدایش شایسته بود، موافق پدرش داودعمل ننمود. bible_en_fa And the rest of the acts of Pekahiah, and all that he did, behold, they are written in the book of the chronicles of the kings of Israel. و نه فقط به راه پادشاهان اسرائیل سلوک نمود، بلکه پسر خود را نیز از آتش گذرانید، موافق رجاسات امتهایی که خداوند، ایشان را از حضور بنی‌اسرائیل اخراج نموده بود. bible_en_fa In the two and fiftieth year of Azariah king of Judah Pekah the son of Remaliah began to reign over Israel in Samaria, and reigned twenty years. و در مکان های بلند و تلها و زیر هر درخت سبزقربانی می‌گذرانید و بخور می‌سوزانید. bible_en_fa And he did that which was evil in the sight of the LORD: he departed not from the sins of Jeroboam the son of Nebat, who made Israel to sin. آنگاه رصین، پادشاه ارام، و فقح بن رملیا، پادشاه اسرائیل، به اورشلیم برای جنگ برآمده، آحاز را محاصره نمودند اما نتوانستند غالب آیند. bible_en_fa In the days of Pekah king of Israel came Tiglath-pileser king of Assyria, and took Ijon, and Abel-beth-maachah, and Jonoah, and Kedesh, and Hazor, and Gilead, and Galilee, all the land of Naphtali, and carried them captive to Assyria. در آن وقت رصین، پادشاه ارام، ایلت رابرای ارامیان استرداد نمود و یهود را از ایلت اخراج نمود و ارامیان به ایلت داخل شده، تاامروز در آن ساکن شدند. bible_en_fa And Hoshea the son of Elah made a conspiracy against Pekah the son of Remaliah, and smote him, and slew him, and reigned in his stead, in the twentieth year of Jotham the son of Uzziah. و آحاز رسولان نزدتغلت فلاسر، پادشاه آشور، فرستاده، گفت: «من بنده تو و پسر تو هستم. پس برآمده، مرا از دست پادشاه ارام و از دست پادشاه اسرائیل که به ضدمن برخاسته‌اند، رهایی ده.» bible_en_fa And the rest of the acts of Pekah, and all that he did, behold, they are written in the book of the chronicles of the kings of Israel. و آحاز، نقره وطلایی را که در خانه خداوند و در خزانه های خانه پادشاه یافت شد، گرفته، آن را نزد پادشاه آشور پیشکش فرستاد. bible_en_fa In the second year of Pekah the son of Remaliah king of Israel began Jotham the son of Uzziah king of Judah to reign. پس پادشاه آشور، وی را اجابت نمود و پادشاه آشور به دمشق برآمده، آن را گرفت و اهل آن را به قیر به اسیری برد ورصین را به قتل رسانید. bible_en_fa Five and twenty years old was he when he began to reign, and he reigned sixteen years in Jerusalem. And his mother's name was Jerusha, the daughter of Zadok. و آحاز پادشاه برای ملاقات تغلت فلاسر، پادشاه آشور، به دمشق رفت و مذبحی را که دردمشق بود، دید و آحاز پادشاه شبیه مذبح و شکل آن را بر‌حسب تمامی صنعتش نزد اوریای کاهن فرستاد. bible_en_fa And he did that which was right in the sight of the LORD: he did according to all that his father Uzziah had done. و اوریای کاهن مذبحی موافق آنچه آحاز پادشاه از دمشق فرستاده بود، بنا کرد، واوریای کاهن تا وقت آمدن آحاز پادشاه از دمشق، آن را همچنان ساخت. bible_en_fa Howbeit the high places were not removed: the people sacrificed and burned incense still in the high places. He built the higher gate of the house of the LORD. و چون پادشاه ازدمشق آمد، پادشاه مذبح را دید. و پادشاه به مذبح نزدیک آمده، برآن قربانی گذرانید. bible_en_fa Now the rest of the acts of Jotham, and all that he did, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Judah? و قربانی سوختنی و هدیه آردی خود را سوزانید و هدیه ریختنی خویش را ریخت و خون ذبایح سلامتی خود را بر مذبح پاشید. bible_en_fa In those days the LORD began to send against Judah Rezin the king of Syria, and Pekah the son of Remaliah. و مذبح برنجین را که پیش خداوند بود، آن را از روبروی خانه، از میان مذبح خود و خانه خداوند آورده، آن را به طرف شمالی آن مذبح گذاشت. bible_en_fa And Jotham slept with his fathers, and was buried with his fathers in the city of David his father: and Ahaz his son reigned in his stead. و آحاز پادشاه، اوریای کاهن را امر فرموده، گفت: «قربانی سوختنی صبح و هدیه آردی شام و قربانی سوختنی پادشاه و هدیه آردی او را با قربانی سوختنی تمامی قوم زمین و هدیه آردی ایشان وهدایای ریختنی‌ایشان بر مذبح بزرگ بگذران، وتمامی خون قربانی سوختنی و تمامی خون ذبایح را بر آن بپاش اما مذبح برنجین برای من باشد تامسالت نمایم.» bible_en_fa In the seventeenth year of Pekah the son of Remaliah Ahaz the son of Jotham king of Judah began to reign. پس اوریای کاهن بر وفق آنچه آحاز پادشاه امر فرموده بود، عمل نمود. bible_en_fa Twenty years old was Ahaz when he began to reign, and reigned sixteen years in Jerusalem, and did not that which was right in the sight of the LORD his God, like David his father. و آحاز پادشاه، حاشیه پایه‌ها را بریده، حوض را از آنها برداشت و دریاچه را از بالای گاوان برنجینی که زیر آن بودند، فرود آورد و آن را بر سنگ فرشی گذاشت. bible_en_fa But he walked in the way of the kings of Israel, yea, and made his son to pass through the fire, according to the abominations of the heathen, whom the LORD cast out from before the children of Israel. و رواق سبت را که در خانه بنا کرده بودند و راهی را که پادشاه ازبیرون به آن داخل می‌شد، در خانه خداوند به‌خاطر پادشاه آشور تغییر داد. bible_en_fa And he sacrificed and burnt incense in the high places, and on the hills, and under every green tree. و بقیه اعمال آحاز که کرد، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان یهودا مکتوب نیست.پس آحاز با پدران خودخوابید و با پدران خویش در شهر داود دفن شد وپسرش حزقیا در جایش پادشاه شد. bible_en_fa Then Rezin king of Syria and Pekah son of Remaliah king of Israel came up to Jerusalem to war: and they besieged Ahaz, but could not overcome him. پس آحاز با پدران خودخوابید و با پدران خویش در شهر داود دفن شد وپسرش حزقیا در جایش پادشاه شد. bible_en_fa At that time Rezin king of Syria recovered Elath to Syria, and drave the Jews from Elath: and the Syrians came to Elath, and dwelt there unto this day. در سال دوازدهم آحاز، پادشاه یهودا، هوشع بن ایلا بر اسرائیل در سامره پادشاه شد و نه سال سلطنت نمود. bible_en_fa So Ahaz sent messengers to Tiglath-pileser king of Assyria, saying, I am thy servant and thy son: come up, and save me out of the hand of the king of Syria, and out of the hand of the king of Israel, which rise up against me. و آنچه درنظر خداوند ناپسند بود، به عمل آورد اما نه مثل پادشاهان اسرائیل که قبل از او بودند. bible_en_fa And Ahaz took the silver and gold that was found in the house of the LORD, and in the treasures of the king's house, and sent it for a present to the king of Assyria. و شلمناسر، پادشاه آشور، به ضد وی برآمده، هوشع، بنده او شد و برای او پیشکش آورد. bible_en_fa And the king of Assyria hearkened unto him: for the king of Assyria went up against Damascus, and took it, and carried the people of it captive to Kir, and slew Rezin. اماپادشاه آشور در هوشع خیانت یافت زیرا که رسولان نزد سوء، پادشاه مصر فرستاده بود وپیشکش مثل هر سال نزد پادشاه آشور نفرستاده، پس پادشاه آشور او را بند نهاده، در زندان انداخت. bible_en_fa And king Ahaz went to Damascus to meet Tiglath-pileser king of Assyria, and saw an altar that was at Damascus: and king Ahaz sent to Urijah the priest the fashion of the altar, and the pattern of it, according to all the workmanship thereof. و پادشاه آشور بر تمامی زمین هجوم آورده، به سامره برآمد و آن را سه سال محاصره نمود. bible_en_fa And Urijah the priest built an altar according to all that king Ahaz had sent from Damascus: so Urijah the priest made it against king Ahaz came from Damascus. ودر سال نهم هوشع، پادشاه آشور، سامره را گرفت و اسرائیل را به آشور به اسیری برد و ایشان را درحلح و خابور بر نهر جوزان و در شهرهای مادیان سکونت داد. bible_en_fa And when the king was come from Damascus, the king saw the altar: and the king approached to the altar, and offered thereon. و از این جهت که بنی‌اسرائیل به یهوه، خدای خود که ایشان را از زمین مصر از زیردست فرعون، پادشاه مصر بیرون آورده بود، گناه ورزیدند و از خدایان دیگر ترسیدند. bible_en_fa and he burnt his burnt offering and his meat offering, and poured his drink offering, and sprinkled the blood of his peace offerings, upon the altar. و درفرایض امتهایی که خداوند از حضور بنی‌اسرائیل اخراج نموده بود و در فرایضی که پادشاهان اسرائیل ساخته بودند، سلوک نمودند. bible_en_fa And he brought also the brasen altar, which was before the LORD, from the forefront of the house, from between the altar and the house of the LORD, and put it on the north side of the altar. وبنی‌اسرائیل به خلاف یهوه، خدای خود کارهایی را که درست نبود، سر به عمل آوردند، و درجمیع شهرهای خود، از برجهای دیدبانان تاشهرهای حصاردار، مکان های بلند برای خودساختند. bible_en_fa And king Ahaz commanded Urijah the priest, saying, Upon the great altar burn the morning burnt offering, and the evening meat offering, and the king's burnt sacrifice, and his meat offering, with the burnt offering of all the people of the land, and their meat offering, and their drink offerings; and sprinkle upon it all the blood of the burnt offering, and all the blood of the sacrifice: and the brasen altar shall be for me to inquire by. و تماثیل و اشیریم بر هر تل بلند وزیر هر درخت سبز برای خویشتن ساختند. bible_en_fa Thus did Urijah the priest, according to all that king Ahaz commanded. ودر آن جایها مثل امتهایی که خداوند از حضورایشان رانده بود، در مکان های بلند بخور سوزانیدند واعمال زشت به‌جا آورده، خشم خداوند را به هیجان آوردند. bible_en_fa And king Ahaz cut off the borders of the bases, and removed the laver from off them; and took down the sea from off the brasen oxen that were under it, and put it upon a pavement of stones. و بتها را عبادت نمودند که درباره آنها خداوند به ایشان گفته بود، این کار را مکنید. bible_en_fa And the covert for the sabbath that they had built in the house, and the king's entry without, turned he from the house of the LORD for the king of Assyria. و خداوند به واسطه جمیع انبیا و جمیع رائیان بر اسرائیل و بر یهودا شهادت می‌داد و می‌گفت: «از طریقهای زشت خودبازگشت نمایید و اوامر و فرایض مرا موافق تمامی شریعتی که به پدران شما امر فرمودم و به واسطه بندگان خود، انبیا نزد شما فرستادم، نگاه دارید.» bible_en_fa Now the rest of the acts of Ahaz which he did, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Judah? اما ایشان اطاعت ننموده، گردنهای خود را مثل گردنهای پدران ایشان که به یهوه، خدای خود ایمان نیاوردند، سخت گردانیدند. bible_en_fa And Ahaz slept with his fathers, and was buried with his fathers in the city of David: and Hezekiah his son reigned in his stead. و فرایض او و عهدی که با پدران ایشان بسته، وشهادات را که به ایشان داده بود، ترک نمودند، وپیروی اباطیل نموده، باطل گردیدند و امتهایی راکه به اطراف ایشان بودند و خداوند، ایشان رادرباره آنها امر فرموده بود که مثل آنها عمل منمایید، پیروی کردند. bible_en_fa In the twelfth year of Ahaz king of Judah began Hoshea the son of Elah to reign in Samaria over Israel nine years. و تمامی اوامر یهوه خدای خود را ترک کرده، بتهای ریخته شده، یعنی دو گوساله برای خود ساختند و اشیره راساخته، به تمامی لشکر آسمان سجده کردند وبعل را عبادت نمودند. bible_en_fa And he did that which was evil in the sight of the LORD, but not as the kings of Israel that were before him. و پسران و دختران خودرا از آتش گذرانیدند و فالگیری و جادوگری نموده، خویشتن را فروختند تا آنچه در نظرخداوند ناپسند بود، به عمل آورده، خشم او را به هیجان بیاوردند. bible_en_fa Against him came up Shalmaneser king of Assyria; and Hoshea became his servant, and gave him presents. پس از این جهت غضب خداوند بر اسرائیل به شدت افروخته شده، ایشان را از حضور خود دور انداخت که جز سبط یهودافقط باقی نماند. bible_en_fa And the king of Assyria found conspiracy in Hoshea: for he had sent messengers to So king of Egypt, and brought no present to the king of Assyria, as he had done year by year: therefore the king of Assyria shut him up, and bound him in prison. اما یهودا نیز اوامر یهوه، خدای خود را نگاه نداشتند بلکه به فرایضی که اسرائیلیان ساخته بودند، سلوک نمودند. bible_en_fa Then the king of Assyria came up throughout all the land, and went up to Samaria, and besieged it three years. پس خداوند تمامی ذریت اسرائیل را ترک نموده، ایشان را ذلیل ساخت و ایشان را به‌دست تاراج کنندگان تسلیم نمود، حتی اینکه ایشان را از حضور خود دورانداخت. bible_en_fa In the ninth year of Hoshea the king of Assyria took Samaria, and carried Israel away into Assyria, and placed them in Halah and in Habor by the river of Gozan, and in the cities of the Medes. زیرا که او اسرائیل را از خاندان داود منشق ساخت و ایشان یربعام بن نباط را به پادشاهی نصب نمودند و یربعام، اسرائیل را از پیروی خداوند برگردانیده، ایشان را مرتکب گناه عظیم ساخت. bible_en_fa For so it was, that the children of Israel had sinned against the LORD their God, which had brought them up out of the land of Egypt, from under the hand of Pharoah king of Egypt, and had feared other gods, و بنی‌اسرائیل به تمامی گناهانی که یربعام ورزیده بود سلوک نموده، از آنها اجتناب نکردند. bible_en_fa And walked in the statutes of the heathen, whom the LORD cast out from before the children of Israel, and of the kings of Israel, which they had made. تا آنکه خداوند اسرائیل را موافق آنچه به واسطه جمیع بندگان خود، انبیا گفته بود، از حضور خود دور انداخت. پس اسرائیل از زمین خود تا امروز به آشور جلای وطن شدند. bible_en_fa And the children of Israel did secretly those things that were not right against the LORD their God, and they built them high places in all their cities, from the tower of the watchmen to the fenced city. و پادشاه آشور، مردمان از بابل و کوت وعوا و حمات و سفروایم آورده، ایشان را به‌جای بنی‌اسرائیل در شهرهای سامره سکونت داد وایشان سامره را به تصرف آورده، در شهرهایش ساکن شدند. bible_en_fa And they set them up images and groves in every high hill, and under every green tree: و واقع شد که در ابتدای سکونت ایشان در آنجا از خداوند نترسیدند. لهذا خداوندشیران در میان ایشان فرستاد که بعضی از ایشان راکشتند. bible_en_fa And there they burnt incense in all the high places, as did the heathen whom the LORD carried away before them; and wrought wicked things to provoke the LORD to anger: پس به پادشاه آشور خبر داده، گفتند: «طوایفی که کوچانیدی و ساکن شهرهای سامره گردانیدی، قاعده خدای آن زمین را نمی دانند و اوشیران در میان ایشان فرستاده است و اینک ایشان را می‌کشند از این جهت که قاعده خدای آن زمین را نمی دانند.» bible_en_fa For they served idols, whereof the LORD had said unto them, Ye shall not do this thing. و پادشاه آشور امر فرموده، گفت: «یکی از کاهنانی را که از آنجا کوچانیدید، بفرست تا برود و در آنجا ساکن شود و ایشان راموافق قاعده خدای زمین تعلیم دهد.» bible_en_fa Yet the LORD testified against Israel, and against Judah, by all the prophets, and by all the seers, saying, Turn ye from your evil ways, and keep my commandments and my statutes, according to all the law which I commanded your fathers, and which I sent to you by my servants the prophets. پس یکی از کاهنانی که از سامره کوچانیده بودند، آمدو در بیت ئیل ساکن شده، ایشان را تعلیم داد که چگونه خداوند را باید بپرستند. bible_en_fa Notwithstanding they would not hear, but hardened their necks, like to the neck of their fathers, that did not believe in the LORD their God. اما هر امت، خدایان خود را ساختند و درخانه های مکان های بلند که سامریان ساخته بودندگذاشتند، یعنی هر امتی در شهر خود که در آن ساکن بودند. bible_en_fa And they rejected his statutes, and his covenant that he made with their fathers, and his testimonies which he testified against them; and they followed vanity, and became vain, and went after the heathen that were round about them, concerning whom the LORD had charged them, that they should not do like them. پس اهل بابل، سکوت بنوت را واهل کوت، نرجل را و اهل حمات، اشیما راساختند. bible_en_fa And they left all the commandments of the LORD their God, and made them molten images, even two calves, and made a grove, and worshipped all the host of heaven, and served Baal. و عویان، نبحز و ترتاک را ساختند واهل سفروایم، پسران خود را برای ادرملک وعنملک که خدایان سفروایم بودند، به آتش می‌سوزانیدند. bible_en_fa And they caused their sons and their daughters to pass through the fire, and used divination and enchantments, and sold themselves to do evil in the sight of the LORD, to provoke him to anger. پس یهوه را می‌پرستیدند وکاهنان برای مکان های بلند از میان خود ساختندکه برای ایشان در خانه های مکان های بلند قربانی می‌گذرانیدند. bible_en_fa Therefore the LORD was very angry with Israel, and removed them out of his sight: there was none left but the tribe of Judah only. پس یهوه را می‌پرستیدند وخدایان خود را نیز بر وفق رسوم امتهایی که ایشان را از میان آنها کوچانیده بودند، عبادت می‌نمودند. bible_en_fa Also Judah kept not the commandments of the LORD their God, but walked in the statutes of Israel which they made. ایشان تا امروز بر‌حسب عادت نخستین خود رفتار می‌نمایند و نه از یهوه می‌ترسند و نه موافق فرایض و احکام او و نه مطابق شریعت و اوامری که خداوند به پسران یعقوب که او را اسرائیل نام نهاد، امر نمود، رفتارمی کنند، bible_en_fa And the LORD rejected all the seed of Israel, and afflicted them, and delivered them into the hand of spoilers, until he had cast them out of his sight. با آنکه خداوند با ایشان عهد بسته بود و ایشان را امر فرموده، گفته بود: «از خدایان غیر مترسید و آنها را سجده منمایید و عبادت مکنید و برای آنها قربانی مگذرانید. bible_en_fa For he rent Israel from the house of David; and they made Jeroboam the son of Nebat king: and Jeroboam drave Israel from following the LORD, and made them sin a great sin. بلکه ازیهوه فقط که شما را از زمین مصر به قوت عظیم وبازوی افراشته بیرون آورد، بترسید و او را سجده نمایید و برای او قربانی بگذرانید. bible_en_fa For the children of Israel walked in all the sins of Jeroboam which he did; they departed not from them; و فرایض واحکام و شریعت و اوامری را که برای شما نوشته است، همیشه اوقات متوجه شده، به‌جا آورید واز خدایان غیر مترسید. bible_en_fa Until the LORD removed Israel out of his sight, as he had said by all his servants the prophets. So was Israel carried away out of their own land to Assyria unto this day. و عهدی را که با شمابستم، فراموش مکنید و از خدایان غیر مترسید. bible_en_fa And the king of Assyria brought men from Babylon, and from Cuthah, and from Ava, and from Hamath, and from Sepharvaim, and placed them in the cities of Samaria instead of the children of Israel: and they possessed Samaria, and dwelt in the cities thereof. زیرا اگر از یهوه، خدای خود بترسید، او شمارا از دست جمیع دشمنان شما خواهد رهانید.» bible_en_fa And so it was at the beginning of their dwelling there, that they feared not the LORD: therefore the LORD sent lions among them, which slew some of them. اما ایشان نشنیدند بلکه موافق عادت نخستین خود رفتار نمودند.پس آن امتها، یهوه را می‌پرستیدند و بتهای خود را نیز عبادت می‌کردند و همچنین پسران ایشان و پسران پسران ایشان به نحوی که پدران ایشان رفتار نموده بودند تا امروز رفتار می‌نمایند. bible_en_fa Wherefore they spake to the king of Assyria, saying, The nations which thou hast removed, and placed in the cities of Samaria, know not the manner of the God of the land: therefore he hath sent lions among them, and, behold, they slay them, because they know not the manner of the God of the land. پس آن امتها، یهوه را می‌پرستیدند و بتهای خود را نیز عبادت می‌کردند و همچنین پسران ایشان و پسران پسران ایشان به نحوی که پدران ایشان رفتار نموده بودند تا امروز رفتار می‌نمایند. bible_en_fa Then the king of Assyria commanded, saying, Carry thither one of the priests whom ye brought from thence; and let them go and dwell there, and let him teach them the manner of the God of the land. و در سال سوم هوشع بن ایله، پادشاه اسرائیل، حزقیا ابن آحاز، پادشاه یهوداآغاز سلطنت نمود. bible_en_fa Then one of the priests whom they had carried away from Samaria came and dwelt in Bethel, and taught them how they should fear the LORD. او بیست و پنج ساله بود که پادشاه شد و بیست و نه سال در اورشلیم سلطنت کرد و اسم مادرش ابی، دختر زکریا بود. bible_en_fa Howbeit every nation made gods of their own, and put them in the houses of the high places which the Samaritans had made, every nation in their cities wherein they dwelt. و آنچه در نظر خداوند پسند بود، موافق هر‌چه پدرش داود کرده بود، به عمل آورد. bible_en_fa And the men of Babylon made Succoth-benoth, and the men of Cuth made Nergal, and the men of Hamath made Ashima, او مکان های بلندرا برداشت و تماثیل را شکست و اشیره را قطع نمود و مار برنجین را که موسی ساخته بود، خردکرد زیرا که بنی‌اسرائیل تا آن زمان برایش بخورمی سوزانیدند. و او آن را نحشتان نامید. bible_en_fa And the Avites made Nibhaz and Tartak, and the Sepharvites burnt their children in fire to Adrammelech and Anammelech, the gods of Sepharvaim. او بریهوه، خدای اسرائیل توکل نمود و بعد از او ازجمیع پادشاهان یهودا کسی مثل او نبود و نه ازآنانی که قبل از او بودند. bible_en_fa So they feared the LORD, and made unto themselves of the lowest of them priests of the high places, which sacrificed for them in the houses of the high places. و به خداوند چسپیده، از پیروی او انحراف نورزید و اوامری را که خداوند به موسی‌امر فرموده بود، نگاه داشت. bible_en_fa They feared the LORD, and served their own gods, after the manner of the nations whom they carried away from thence. وخداوند با او می‌بود و به هر طرفی که رو می‌نمود، فیروز می‌شد و بر پادشاه آشور عاصی شده، او راخدمت ننمود. bible_en_fa Unto this day they do after the former manners: they fear not the LORD, neither do they after their statutes, or after their ordinances, or after the law and commandment which the LORD commanded the children of Jacob, whom he named Israel; او فلسطینیان را تا غزه وحدودش و از برجهای دیده بانان تا شهرهای حصاردار شکست داد. bible_en_fa With whom the LORD had made a covenant, and charged them saying, Ye shall not fear other gods, nor bow yourselves to them, nor serve them, nor sacrifice to them: و در سال چهارم حزقیا پادشاه که سال هفتم هوشع بن ایله، پادشاه اسرائیل بود، شلمناسر، پادشاه آشور به سامره برآمده، آن رامحاصره کرد. bible_en_fa But the LORD, who brought you up out of the land of Egypt with great power and a stretched out arm, him shall ye fear, and him shall ye worship, and to him shall ye do sacrifice. و در آخر سال سوم در سال ششم حزقیا آن را گرفتند، یعنی در سال نهم هوشع، پادشاه اسرائیل، سامره گرفته شد. bible_en_fa And the statutes, and the ordinances, and the law, and the commandment, which he wrote for you, ye shall observe to do for evermore; and ye shall not fear other gods. وپادشاه آشور، اسرائیل را به آشور کوچانیده، ایشان را در حلح و خابور، نهر جوزان، و درشهرهای مادیان برده، سکونت داد. bible_en_fa And the covenant that I have made with you ye shall not forget; neither shall ye fear other gods. از این جهت که آواز یهوه، خدای خود را نشنیده بودندو از عهد او و هر‌چه موسی، بنده خداوند، امرفرموده بود، تجاوز نمودند و آن را اطاعت نکردندو به عمل نیاوردند. bible_en_fa But the LORD your God ye shall fear; and he shall deliver you out of the hand of all your enemies. و در سال چهاردهم حزقیا پادشاه، سنحاریب، پادشاه آشور بر تمامی شهرهای حصاردار یهودا برآمده، آنها را تسخیر نمود. bible_en_fa Howbeit they did not hearken, but they did after their former manner. وحزقیا پادشاه یهودا نزد پادشاه آشور به لاکیش فرستاده، گفت: «خطا کردم. از من برگرد و آنچه راکه بر من بگذاری، ادا خواهم کرد.» پس پادشاه آشور سیصد وزنه نقره و سی وزنه طلا بر حزقیاپادشاه یهودا گذاشت. bible_en_fa So these nations feared the LORD, and served their graven images, both their children, and their children's children: as did their fathers, so do they unto this day. و حزقیا تمامی نقره‌ای را که در خانه خداوند و در خزانه های خانه پادشاه یافت شد، داد. bible_en_fa Now it came to pass in the third year of Hoshea son of Elah king of Israel, that Hezekiah the son of Ahaz king of Judah began to reign. در آن وقت حزقیا طلارا از درهای هیکل خداوند و از ستونهایی که حزقیا، پادشاه یهودا آنها را به طلا پوشانیده بودکنده، آن را به پادشاه آشور داد. bible_en_fa Twenty and five years old was he when he began to reign; and he reigned twenty and nine years in Jerusalem. His mother's name also was Abi, the daughter of Zachariah. و پادشاه آشور، ترتان و ربساریس وربشاقی را از لاکیش نزد حزقیای پادشاه به اورشلیم با موکب عظیم فرستاد. و ایشان برآمده، به اورشلیم رسیدند و چون برآمدند، رفتند و نزدقنات برکه فوقانی که به‌سر راه مزرعه گازر است، ایستادند. bible_en_fa And he did that which was right in the sight of the LORD, according to all that David his father did. و چون پادشاه را خواندند، الیاقیم بن حلقیا که ناظر خانه بود و شبنای کاتب و یوآخ بن آساف وقایع نگار، نزد ایشان بیرون آمدند. bible_en_fa He removed the high places, and brake the images, and cut down the groves, and brake in pieces the brasen serpent that Moses had made: for unto those days the children of Israel did burn incense to it: and he called it Nehushtan. و ربشاقی به ایشان گفت: «به حزقیا بگویید: سلطان عظیم، پادشاه آشور چنین می‌گوید: این اعتماد شما که بر آن توکل می‌نمایی، چیست؟ bible_en_fa He trusted in the LORD God of Israel; so that after him was none like him among all the kings of Judah, nor any that were before him. تو سخن می‌گویی، اما مشورت و قوت جنگ تو، محض سخن باطل است. الان کیست که بر اوتوکل نموده‌ای که بر من عاصی شده‌ای. bible_en_fa For he clave to the LORD, and departed not from following him, but kept his commandments, which the LORD commanded Moses. اینک حال بر عصای این نی خرد شده، یعنی بر مصرتوکل می‌نمایی که اگر کسی بر آن تکیه کند، به‌دستش فرو رفته، آن را مجروح می‌سازد. همچنان است فرعون، پادشاه مصر برای همگانی که بر وی توکل می‌نمایند. bible_en_fa And the LORD was with him; and he prospered whithersoever he went forth: and he rebelled against the king of Assyria, and served him not. و اگر مرا گویید که بر یهوه، خدای خود توکل داریم، آیا او آن نیست که حزقیا مکان های بلند و مذبح های او را برداشته است و به یهودا و اورشلیم گفته که پیش این مذبح در اورشلیم سجده نمایید؟ bible_en_fa He smote the Philistines, even unto Gaza, and the borders thereof, from the tower of the watchmen to the fenced city. پس حال با آقایم، پادشاه آشور شرط ببند و من دو هزار اسب به تومی دهم. اگر از جانب خود سواران بر آنها توانی گذاشت! bible_en_fa And it came to pass in the fourth year of king Hezekiah, which was the seventh year of Hoshea son of Elah king of Israel, that Shalmaneser king of Assyria came up against Samaria, and besieged it. پس چگونه روی یک پاشا ازکوچکترین بندگان آقایم را خواهی برگردانید و برمصر به جهت ارابه‌ها و سواران توکل داری؟ bible_en_fa And at the end of three years they took it: even in the sixth year of Hezekiah, that is the ninth year of Hoshea king of Israel, Samaria was taken. وآیا من الان بی‌اذن خداوند بر این مکان به جهت خرابی آن برآمده‌ام، خداوند مرا گفته است بر این زمین برآی و آن را خراب کن.» bible_en_fa And the king of Assyria did carry away Israel unto Assyria, and put them in Halah and in Habor by the river of Gozan, and in the cities of the Medes: آنگاه الیاقیم بن حلقیا و شبنا و یوآخ به ربشاقی گفتند: «تمنا اینکه با بندگانت به زبان ارامی گفتگو نمایی که آن را می‌فهمیم و با ما به زبان یهود در گوش مردمی که بر حصارند، گفتگومنمای.» bible_en_fa Because they obeyed not the voice of the LORD their God, but transgressed his covenant, and all that Moses the servant of the LORD commanded, and would not hear them, nor do them. ربشاقی به ایشان گفت: «آیا آقایم مرانزد آقایت و تو فرستاده است تا این سخنان رابگویم؟ مگر مرا نزد مردانی که بر حصارنشسته‌اند، نفرستاده، تا ایشان با شما نجاست خود را بخوردند و بول خود را بنوشند؟» bible_en_fa Now in the fourteenth year of king Hezekiah did Sennacherib king of Assyria come up against all the fenced cities of Judah, and took them. پس ربشاقی ایستاد و به آواز بلند به زبان یهود صدا زد و خطاب کرده، گفت: «کلام سلطان عظیم، پادشاه آشور را بشنوید. bible_en_fa And Hezekiah king of Judah sent to the king of Assyria to Lachish, saying, I have offended; return from me: that which thou puttest on me will I bear. And the king of Assyria appointed unto Hezekiah king of Judah three hundred talents of silver and thirty talents of gold. پادشاه چنین می‌گوید: حزقیا شما را فریب ندهد زیرا که اوشما را نمی تواند از دست وی برهاند. bible_en_fa And Hezekiah gave him all the silver that was found in the house of the LORD, and in the treasures of the king's house. و حزقیاشما را بر یهوه مطمئن نسازد و نگوید که یهوه، البته ما را خواهد رهانید و این شهر به‌دست پادشاه آشور تسلیم نخواهد شد. bible_en_fa At that time did Hezekiah cut off the gold from the doors of the temple of the LORD, and from the pillars which Hezekiah king of Judah had overlaid, and gave it to the king of Assyria. به حزقیاگوش مدهید زیرا که پادشاه آشور چنین می‌گوید: با من صلح کنید و نزد من بیرون آیید تا هرکس ازمو خود و هرکس از انجیر خویش بخورد وهرکس از آب چشمه خود بنوشد. bible_en_fa And the king of Assyria sent Tartan and Rabsaris and Rab-shakeh from Lachish to king Hezekiah with a great host against Jerusalem. And they went up and came to Jerusalem. And when they were come up, they came and stood by the conduit of the upper pool, which is in the highway of the fuller's field. تا بیایم وشما را به زمین مانند زمین خودتان بیاورم، یعنی به زمین غله و شیره و زمین نان و تاکستانها و زمین زیتونهای نیکو و عسل تا زنده بمانید و نمیرید. پس به حزقیا گوش مدهید زیرا که شما را فریب می‌دهد و می‌گوید: یهوه ما را خواهد رهانید. bible_en_fa And when they had called to the king, there came out to them Eliakim the son of Hilkiah, which was over the household, and Shebna the scribe, and Joah the son of Asaph the recorder. آیا هیچکدام از خدایان امتها، هیچ وقت زمین خود را از دست پادشاه آشور رهانیده است؟ bible_en_fa And Rab-shakeh said unto them, Speak ye now to Hezekiah, Thus saith the great king, the king of Assyria, What confidence is this wherein thou trustest? خدایان حمات و ارفاد کجایند؟ و خدایان سفروایم و هینع و عوا کجا؟ و آیا سامره را ازدست من رهانیده‌اند؟ bible_en_fa Thou sayest, (but they are but vain words,) I have counsel and strength for the war. Now on whom dost thou trust, that thou rebellest against me? از جمیع خدایان این زمینها کدامند که زمین خویش را از دست من نجات داده‌اند تا یهوه، اورشلیم را از دست من نجات دهد؟» bible_en_fa Now, behold, thou trustest upon the staff of this bruised reed, even upon Egypt, on which if a man lean, it will go into his hand, and pierce it: so is Pharoah king of Egypt unto all that trust on him. اما قوم سکوت نموده، به او هیچ جواب ندادند زیرا که پادشاه امر فرموده بود و گفته بود که او را جواب ندهید.پس الیاقیم بن حلقیا که ناظر خانه بود و شبنه کاتب و یوآخ بن آساف وقایع نگار با جامه دریده نزد حزقیا آمدند وسخنان ربشاقی را به او باز‌گفتند. bible_en_fa But if ye say unto me, We trust in the LORD our God: is not that he, whose high places and whose altars Hezekiah hath taken away, and hath said to Judah and Jerusalem, Ye shall worship before this altar in Jerusalem? پس الیاقیم بن حلقیا که ناظر خانه بود و شبنه کاتب و یوآخ بن آساف وقایع نگار با جامه دریده نزد حزقیا آمدند وسخنان ربشاقی را به او باز‌گفتند. bible_en_fa Now therefore, I pray thee, give pledges to my lord the king of Assyria, and I will deliver thee two thousand horses, if thou be able on thy part to set riders upon them. و واقع شد که چون حزقیای پادشاه این را شنید، لباس خود را چاک زده، وپلاس پوشیده، به خانه خداوند داخل شد. bible_en_fa How then wilt thou turn away the face of one captain of the least of my master's servants, and put thy trust on Egypt for chariots and for horsemen? والیاقیم، ناظر خانه و شبنه کاتب و مشایخ کهنه راملبس به پلاس نزد اشعیا ابن آموص نبی فرستاده، bible_en_fa Am I now come up without the LORD against this place to destroy it? The LORD said to me, Go up against this land, and destroy it. به وی گفتند: «حزقیا چنین می‌گوید که «امروزروز تنگی و تادیب و اهانت است زیرا که پسران به فم رحم رسیده‌اند و قوت زاییدن نیست. bible_en_fa Then said Eliakim the son of Hilkiah, and Shebna, and Joah, unto Rab-shakeh, Speak, I pray thee, to thy servants in the Syrian language; for we understand it: and talk not with us in the Jews' language in the ears of the people that are on the wall. شاید یهوه خدایت تمامی سخنان ربشاقی را که آقایش، پادشاه آشور، او را برای اهانت نمودن خدای حی فرستاده است، بشنود و سخنانی را که یهوه، خدایت شنیده است، توبیخ نماید. پس برای بقیه‌ای که یافت می‌شوند، تضرع نما.» bible_en_fa But Rab-shakeh said unto them, Hath my master sent me to thy master, and to thee, to speak these words? hath he not sent me to the men which sit on the wall, that they may eat their own dung, and drink their own piss with you. وبندگان حزقیای پادشاه نزد اشعیا آمدند. bible_en_fa Then Rab-shakeh stood and cried with a loud voice in the Jews' language, and spake, saying, Hear the word of the great king, the king of Assyria: و اشعیابه ایشان گفت: «به آقای خود چنین گویید که خداوند چنین می‌فرماید: از سخنانی که شنیدی که بندگان پادشاه آشور به آنها به من کفرگفته‌اند، مترس. bible_en_fa Thus saith the king, Let not Hezekiah deceive you: for he shall not be able to deliver you out of his hand: همانا روحی بر او می‌فرستم که خبری شنیده، به ولایت خود خواهد برگشت و اورا در ولایت خودش به شمشیر هلاک خواهم ساخت.» bible_en_fa Neither let Hezekiah make you trust in the LORD, saying, The LORD will surely deliver us, and this city shall not be delivered into the hand of the king of Assyria. پس ربشاقی مراجعت کرده، پادشاه آشور را یافت که با لبنه جنگ می‌کرد، زیرا شنیده بود که ازلاکیش کوچ کرده است. bible_en_fa Hearken not to Hezekiah: for thus saith the king of Assyria, Make an agreement with me by a present, and come out to me, and then eat ye every man of his own vine, and every one of his fig tree, and drink ye every one the waters of his cistern: و درباره ترهاقه، پادشاه حبش، خبری شنیده بود که به جهت مقاتله با توبیرون آمده است (پس چون شنید) بار دیگرایلچیان نزد حزقیا فرستاده، گفت: bible_en_fa Until I come and take you away to a land like your own land, a land of corn and wine, a land of bread and vineyards, a land of oil olive and of honey, that ye may live, and not die: and hearken not unto Hezekiah, when he persuadeth you, saying, The LORD will deliver us. «به حزقیا، پادشاه یهودا چنین گویید: «خدای تو که به اوتوکل می‌نمایی، تو را فریب ند�د و نگوید که اورشلیم به‌دست پادشاه آشور تسلیم نخواهدشد. bible_en_fa Hath any of the gods of the nations delivered at all his land out of the hand of the king of Assyria? اینک تو شنیده‌ای که پادشاهان آشور باهمه ولایتها چه کرده و چگونه آنها را بالکل هلاک ساخته‌اند، و آیا تو رهایی خواهی یافت؟ bible_en_fa Where are the gods of Hamath, and of Arpad? where are the gods of Sepharvaim, Hena, and Ivah? have they delivered Samaria out of mine hand? آیا خدایان امتهایی که پدران من، ایشان راهلاک ساختند، مثل جوزان و حاران و رصف وبنی عدن که در تلسار می‌باشند، ایشان را نجات دادند؟ bible_en_fa Who are they among all the gods of the countries, that have delivered their country out of mine hand, that the LORD should deliver Jerusalem out of mine hand? پادشاه حمات کجاست؟ و پادشاه ارفاد و پادشاه شهر سفروایم و هینع و عوا؟» bible_en_fa But the people held their peace, and answered him not a word: for the king's commandment was, saying, Answer him not. و حزقیا مکتوب را از دست ایلچیان گرفته، آن را خواند و حزقیا به خانه خداوند درآمده، آن را به حضور خداوند پهن کرد. bible_en_fa Then came Eliakim the son of Hilkiah, which was over the household, and Shebna the scribe, and Joah the son of Asaph the recorder, to Hezekiah with their clothes rent, and told him the words of Rab-shakeh. و حزقیا نزدخداوند دعا نموده، گفت: «ای یهوه، خدای اسرائیل که بر کروبیان جلوس می‌نمایی، تویی که به تنهایی بر تمامی ممالک جهان خدا هستی و توآسمان و زمین را آفریده‌ای. bible_en_fa And it came to pass, when king Hezekiah heard it, that he rent his clothes, and covered himself with sackcloth, and went into the house of the LORD. ‌ای خداوند گوش خود را فرا‌گرفته، بشنو. ای خداوند چشمان خودرا گشوده، ببین و سخنان سنحاریب را که به جهت اهانت نمودن خدای حی فرستاده است، استماع نما. bible_en_fa And he sent Eliakim, which was over the household, and Shebna the scribe, and the elders of the priests, covered with sackcloth, to Isaiah the prophet the son of Amoz. ‌ای خداوند، راست است که پادشاهان آشور امت‌ها و زمین ایشان را خراب کرده است، bible_en_fa And they said unto him, Thus saith Hezekiah, This day is a day of trouble, and of rebuke, and blasphemy: for the children are come to the birth, and there is not strength to bring forth. و خدایان ایشان را به آتش انداخته، زیرا که خدا نبودند، بلکه ساخته دست انسان از چوب وسنگ. پس به این سبب آنها را تباه ساختند. bible_en_fa It may be the LORD thy God will hear all the words of Rab-shakeh, whom the king of Assyria his master hath sent to reproach the living God; and will reprove the words which the LORD thy God hath heard: wherefore lift up thy prayer for the remnant that are left. پس حال یهوه، خدای ما، ما را از دست اورهایی ده تا جمیع ممالک جهان بدانند که تو تنهاای یهوه، خدا هستی.» bible_en_fa So the servants of king Hezekiah came to Isaiah. پس اشعیا ابن آموص نزد حزقیا فرستاده، گفت: «یهوه، خدای اسرائیل، چنین می‌گوید: آنچه را که درباره سنحاریب، پادشاه آشور، نزدمن دعا نمودی اجابت کردم. bible_en_fa And Isaiah said unto them, Thus shall ye say to your master, Thus saith the LORD, Be not afraid of the words which thou hast heard, with which the servants of the king of Assyria have blasphemed me. کلامی که خداوند درباره‌اش گفته، این است: آن باکره، دختر صهیون، تو را حقیر شمرده، استهزا نموده است و دختر اورشلیم سر خود را به تو جنبانیده است. bible_en_fa Behold, I will send a blast upon him, and he shall hear a rumour, and shall return to his own land; and I will cause him to fall by the sword in his own land. کیست که او را اهانت کرده، کفر گفته‌ای و کیست که بر وی آواز بلند کرده، چشمان خودرا به علیین افراشته‌ای؟ مگر قدوس اسرائیل نیست؟ bible_en_fa So Rab-shakeh returned, and found the king of Assyria warring against Libnah: for he had heard that he was departed from Lachish. به واسطه رسولانت، خداوند را اهانت کرده، گفته‌ای: به کثرت ارابه های خود بر بلندی کوهها و به اطراف لبنان برآمده‌ام و بلندترین سروهای آزادش و بهترین صنوبرهایش را قطع نموده، به بلندی اقصایش و به درختستان بوستانش داخل شده‌ام. bible_en_fa And when he heard say of Tirhakah king of Ethiopia, Behold, he is come out to fight against thee: he sent messengers again unto Hezekiah, saying, و من، حفره کنده، آب غریب نوشیدم و به کف پای خود تمامی نهرهای مصر را خشک خواهم کرد. bible_en_fa Thus shall ye speak to Hezekiah king of Judah, saying, Let not thy God in whom thou trustest deceive thee, saying, Jerusalem shall not be delivered into the hand of the king of Assyria. آیا نشنیده‌ای که من این را از زمان سلف کرده‌ام و از ایام قدیم صورت داده‌ام و الان، آن را به وقوع آورده‌ام تا توبه ظهور آمده و شهرهایی حصاردار را خراب نموده، به توده های ویران مبدل سازی؟ bible_en_fa Behold, thou hast heard what the kings of Assyria have done to all lands, by destroying them utterly: and shalt thou be delivered? از این جهت، ساکنان آنها کم قوت بوده، ترسان و خجل شدند، مثل علف صحرا و گیاه سبز و علف پشت بام و مثل غله‌ای که پیش از رسیدنش پژمرده شود، گردیدند. bible_en_fa Have the gods of the nations delivered them which my fathers have destroyed; as Gozan, and Haran, and Rezeph, and the children of Eden which were in Thelasar? «اما من نشستن تو را و خروج و دخولت وخشمی را که بر من داری، می‌دانم. bible_en_fa Where is the king of Hamath, and the king of Arpad, and the king of the city of Sepharvaim, of Hena, and Ivah? چونکه خشمی که بر من داری و غرور تو، به گوش من برآمده است. بنابراین مهار خود را به بینی تو ولگام خود را به لبهایت گذاشته، تو را به راهی که آمده‌ای، برخواهم گردانید. bible_en_fa And Hezekiah received the letter of the hand of the messengers, and read it: and Hezekiah went up into the house of the LORD, and spread it before the LORD. «و علامت، برای تو این خواهد بود که امسال غله خودرو خواهید خورد و سال دوم آنچه از آن بروید و در سال سوم بکارید و بدرویدو تاکستانها غرس نموده، میوه آنها را بخورید. bible_en_fa And Hezekiah prayed before the LORD, and said, O LORD God of Israel, which dwellest between the cherubims, thou art the God, even thou alone, of all the kingdoms of the earth: thou hast made heaven and earth. و بقیه‌ای که از خاندان یهودا رستگار شوند، باردیگر به پایین ریشه خواهند زد و به بالا میوه خواهند‌آورد. bible_en_fa LORD, bow down thine ear, and hear: open, LORD, thine eyes, and see: and hear the words of Sennacherib, which hath sent him to reproach the living God. زیرا که بقیه‌ای از اورشلیم ورستگاران از کوه صهیون بیرون خواهند آمد. غیرت یهوه این را بجا خواهد آورد. bible_en_fa Of a truth, LORD, the kings of Assyria have destroyed the nations and their lands, «بنابراین خداوند درباره پادشاه آشورچنین می‌گوید که «به این شهر داخل نخواهد شدو به اینجا تیر نخواهد انداخت و در مقابلش با سپرنخواهد آمد و منجنیق را در‌پیش آن بر نخواهدافراشت. bible_en_fa And have cast their gods into the fire: for they were no gods, but the work of men's hands, wood and stone: therefore they have destroyed them. به راهی که آمده است به همان برخواهد گشت و به این شهر داخل نخواهد شد. خداوند این را می‌گوید. bible_en_fa Now therefore, O LORD our God, I beseech thee, save thou us out of his hand, that all the kingdoms of the earth may know that thou art the LORD God, even thou only. زیرا که این شهر راحمایت کرده، به‌خاطر خود و به‌خاطر بنده خویش داود، آن را نجات خواهم داد.» bible_en_fa Then Isaiah the son of Amoz sent to Hezekiah, saying, Thus saith the LORD God of Israel, That which thou hast prayed to me against Sennacherib king of Assyria I have heard. پس فرشته خداوند در آن شب بیرون آمده، صد و هشتاد و پنج هزار نفر از اردوی آشور را زدو بامدادان چون برخاستند، اینک جمیع آنهالاشه های مرده بودند. bible_en_fa This is the word that the LORD hath spoken concerning him; The virgin the daughter of Zion hath despised thee, and laughed thee to scorn; the daughter of Jerusalem hath shaken her head at thee. و سنحاریب، پادشاه آشور کوچ کرده، روانه گردید و برگشته، درنینوی ساکن شد.و واقع شد که چون او درخانه خدای خویش، نسروک عبادت می‌کرد، پسرانش ادرملک و شرآصر او را به شمشیر زدند، و ایشان به زمین آرارات فرار کردند و پسرش آسرحدون به‌جایش سلطنت نمود. bible_en_fa Whom hast thou reproached and blasphemed? and against whom hast thou exalted thy voice, and lifted up thine eyes on high? even against the Holy One of Israel. و واقع شد که چون او درخانه خدای خویش، نسروک عبادت می‌کرد، پسرانش ادرملک و شرآصر او را به شمشیر زدند، و ایشان به زمین آرارات فرار کردند و پسرش آسرحدون به‌جایش سلطنت نمود. bible_en_fa By the messengers thou hast reproached the Lord, and hast said, With the multitude of my chariots I am come up to the height of the mountains, to the sides of Lebanon, and will cut down the tall cedar trees thereof, and the choice fir trees thereof: and I will enter into the lodgings of his borders, and into the forest of his Carmel. در آن ایام، حزقیا بیمار و مشرف به موت شد و اشعیا ابن آموص نبی نزدوی آمده، او را گفت: «خداوند چنین می‌گوید: تدارک خانه خود را ببین زیرا که می‌میری و زنده نخواهی ماند.» bible_en_fa I have digged and drunk strange waters, and with the sole of my feet have I dried up all the rivers of besieged places. آنگاه او روی خود را به سوی دیوار برگردانید و نزد خداوند دعا نموده، گفت: bible_en_fa Hast thou not heard long ago how I have done it, and of ancient times that I have formed it? now have I brought it to pass, that thou shouldest be to lay waste fenced cities into ruinous heaps. «ای خداوند مسالت اینکه بیاد آوری که چگونه به حضور تو به امانت و به دل کامل سلوک نموده‌ام و آنچه در نظر تو پسند بوده است، بجا آورده‌ام.» پس حزقیا زارزار بگریست. bible_en_fa Therefore their inhabitants were of small power, they were dismayed and confounded; they were as the grass of the field, and as the green herb, as the grass on the housetops, and as corn blasted before it be grown up. و واقع شد قبل از آنکه اشعیا از وسط شهربیرون رود، که کلام خداوند بر وی نازل شده، گفت: bible_en_fa But I know thy abode, and thy going out, and thy coming in, and thy rage against me. «برگرد و به پیشوای قوم من حزقیا بگو: خدای پدرت، داود چنین می‌گوید: دعای تو راشنیدم و اشکهای تو را دیدم. اینک تو را شفاخواهم داد و در روز سوم به خانه خداوند داخل خواهی شد. bible_en_fa Because thy rage against me and thy tumult is come up into mine ears, therefore I will put my hook in thy nose, and my bridle in thy lips, and I will turn thee back by the way by which thou camest. و من بر روزهای تو پانزده سال خواهم افزود، و تو را و این شهر را از دست پادشاه آشور خواهم رهانید، و این شهر را به‌خاطر خود و به‌خاطر بنده خود، داود حمایت خواهم کرد.» bible_en_fa And this shall be a sign unto thee, Ye shall eat this year such things as grow of themselves, and in the second year that which springeth of the same; and in the third year sow ye, and reap, and plant vineyards, and eat the fruits thereof. و اشعیا گفت که «قرصی از انجیربگیرید.» و ایشان آن را گرفته، بر دمل گذاشتند که شفا یافت. bible_en_fa And the remnant that is escaped of the house of Judah shall yet again take root downward, and bear fruit upward. و حزقیا به اشعیا گفت: «علامتی که خداوند مرا شفا خواهد بخشید و در روز سوم به خانه خداوند خواهم برآمد، چیست؟» bible_en_fa For out of Jerusalem shall go forth a remnant, and they that escape out of mount Zion: the zeal of the LORD of hosts shall do this. و اشعیا گفت: «علامت از جانب خداوند که خداوند این کلام راکه گفته است، بجا خواهد آورد، این است: آیاسایه ده درجه پیش برود یا ده درجه برگردد؟» bible_en_fa Therefore thus saith the LORD concerning the king of Assyria, He shall not come into this city, nor shoot an arrow there, nor come before it with shield, nor cast a bank against it. حزقیا گفت: «سهل است که سایه ده درجه پیش برود. نی، بلکه سایه ده درجه به عقب برگردد.» bible_en_fa By the way that he came, by the same shall he return, and shall not come into this city, saith the LORD. پس اشعیای نبی از خداوند استدعانمود و سایه را از درجاتی که بر ساعت آفتابی آحاز پایین رفته بود، ده درجه برگردانید. bible_en_fa For I will defend this city, to save it, for mine own sake, and for my servant David's sake. و در آن زمان، مرودک بلدان بن بلدان، پادشاه بابل، رسایل و هدیه نزد حزقیا فرستاد زیراشنیده بود که حزقیا بیمار شده است. bible_en_fa And it came to pass that night, that the angel of the LORD went out, and smote in the camp of the Assyrians an hundred fourscore and five thousand: and when they arose early in the morning, behold, they were all dead corpses. و حزقیاایشان را اجابت نمود و تمامی خانه خزانه های خود را از نقره و طلا و عطریات و روغن معطر وخانه اسلحه خویش و هرچه را که در خزاین اویافت می‌شد، به ایشان نشان داد، و در خانه‌اش ودر تمامی مملکتش چیزی نبود که حزقیا آن را به ایشان نشان نداد. bible_en_fa So Sennacherib king of Assyria departed, and went and returned, and dwelt at Nineveh. پس اشعیای نبی نزد حزقیای پادشاه آمده، وی را گفت: «این مردمان چه گفتند؟ و نزد تو از کجا آمدند؟» حزقیا جواب داد: «ازجای دور، یعنی از بابل آمده‌اند.» bible_en_fa And it came to pass, as he was worshipping in the house of Nisroch his god, that Adrammelech and Sharezer his sons smote him with the sword: and they escaped into the land of Armenia. And Esar-haddon his son reigned in his stead. او گفت: «درخانه تو چه دیدند؟» حزقیا جواب داد: «هرچه درخانه من است، دیدند و چیزی در خزاین من نیست که به ایشان نشان ندادم.» bible_en_fa In those days was Hezekiah sick unto death. And the prophet Isaiah the son of Amoz came to him, and said unto him, Thus saith the LORD, Set thine house in order; for thou shalt die, and not live. پس اشعیا به حزقیا گفت: «کلام خداوند رابشنو: bible_en_fa Then he turned his face to the wall, and prayed unto the LORD, saying, اینک روزها می‌آید که هرچه در خانه توست و آنچه پدرانت تا امروز ذخیره کرده‌اند، به بابل برده خواهد شد. و خداوند می‌گوید که چیزی باقی نخواهد ماند. bible_en_fa I beseech thee, O LORD, remember now how I have walked before thee in truth and with a perfect heart, and have done that which is good in thy sight. And Hezekiah wept sore. و بعضی از پسرانت را که از تو پدید آیند و ایشان را تولید نمایی، خواهند گرفت و در قصر پادشاه بابل، خواجه خواهند شد.» bible_en_fa And it came to pass, afore Isaiah was gone out into the middle court, that the word of the LORD came to him, saying, حزقیا به اشعیا گفت: «کلام خداوند که گفتی نیکوست.» و دیگر گفت: «هرآینه در ایام من سلامتی و امان خواهد بود.» bible_en_fa Turn again, and tell Hezekiah the captain of my people, Thus saith the LORD, the God of David thy father, I have heard thy prayer, I have seen thy tears: behold, I will heal thee: on the third day thou shalt go up unto the house of the LORD. و بقیه وقایع حزقیا و تمامی تهور او وحکایت حوض و قناتی که ساخت و آب را به شهر آورد، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان یهودا مکتوب نیست؟پس حزقیا با پدران خود خوابید و پسرش، منسی به‌جایش سلطنت نمود. bible_en_fa And I will add unto thy days fifteen years; and I will deliver thee and this city out of the hand of the king of Assyria; and I will defend this city for mine own sake, and for my servant David's sake. پس حزقیا با پدران خود خوابید و پسرش، منسی به‌جایش سلطنت نمود. bible_en_fa And Isaiah said, Take a lump of figs. And they took and laid it on the boil, and he recovered. منسی دوازده ساله بود که پادشاه شد وپنجاه و پنج سال در اورشلیم سلطنت نمود. و اسم مادرش حفصیبه بود. bible_en_fa And Hezekiah said unto Isaiah, What shall be the sign that the LORD will heal me, and that I shall go up into the house of the LORD the third day? و آنچه درنظر خداوند ناپسند بود، موافق رجاسات امت هایی که خداوند، آنها را از حضوربنی‌اسرائیل اخراج کرده بود، عمل نمود. bible_en_fa And Isaiah said, This sign shalt thou have of the LORD, that the LORD will do the thing that he hath spoken: shall the shadow go forth ten degrees, or go back ten degrees? زیرامکانهای بلند را که پدرش، حزقیا خراب کرده بود، بار دیگر بنا کرد و مذبح‌ها برای بعل بنا نمودو اشیره را به نوعی که اخاب، پادشاه اسرائیل ساخته بود، ساخت و به تمامی لشکر آسمان سجده نموده، آنها را عبادت کرد. bible_en_fa And Hezekiah answered, It is a light thing for the shadow to go down ten degrees: nay, but let the shadow return backward ten degrees. و مذبح‌ها درخانه خداوند بنا نمود که درباره‌اش خداوند گفته بود: «اسم خود را در اورشلیم خواهم گذاشت.» bible_en_fa And Isaiah the prophet cried unto the LORD: and he brought the shadow ten degrees backward, by which it had gone down in the dial of Ahaz. و مذبح‌ها برای تمامی لشکر آسمان در هر دوصحن خانه خداوند بنا نمود. bible_en_fa At that time Berodach-baladan, the son of Baladan, king of Babylon, sent letters and a present unto Hezekiah: for he had heard that Hezekiah had been sick. و پسر خود را ازآتش گذرانید و فالگیری و افسونگری می‌کرد و بااصحاب اجنه و جادوگران مراوده می‌نمود. و درنظر خداوند شرارت بسیار ورزیده، خشم او را به هیجان آورد. bible_en_fa And Hezekiah hearkened unto them, and shewed them all the house of his precious things, the silver, and the gold, and the spices, and the precious ointment, and all the house of his armour, and all that was found in his treasures: there was nothing in his house, nor in all his dominion, that Hezekiah shewed them not. و تمثال اشیره را که ساخته بود، درخانه‌ای که خداوند درباره‌اش به داود و پسرش، سلیمان گفته بود که «در این خانه و در اورشلیم که آن را از تمامی اسباط اسرائیل برگزیده‌ام، اسم خود را تا به ابد خواهم گذاشت برپا نمود. bible_en_fa Then came Isaiah the prophet unto king Hezekiah, and said unto him, What said these men? and from whence came they unto thee? And Hezekiah said, They are come from a far country, even from Babylon. وپایهای اسرائیل را از زمینی که به پدران ایشان داده‌ام بار دیگر آواره نخواهم گردانید. به شرطی که توجه نمایند تا بر‌حسب هرآنچه به ایشان امرفرمودم و بر‌حسب تمامی شریعتی که بنده من، موسی به ایشان امر فرموده بود، رفتار نمایند.» bible_en_fa And he said, What have they seen in thine house? And Hezekiah answered, All the things that are in mine house have they seen: there is nothing among my treasures that I have not shewed them. اما ایشان اطاعت ننمودند زیرا که منسی، ایشان را اغوا نمود تا از امتهایی که خداوند پیش بنی‌اسرائیل هلاک کرده بود، بدتر رفتار نمودند. bible_en_fa And Isaiah said unto Hezekiah, Hear the word of the LORD. و خداوند به واسطه بندگان خود، انبیا تکلم نموده، گفت: bible_en_fa Behold, the days come, that all that is in thine house,and that which thy fathers have laid up in store unto this day, shall be carried into Babylon: nothing shall be left, saith the LORD. «چونکه منسی، پادشاه یهودا، این رجاسات را بجا آورد و بدتر از جمیع اعمال اموریانی که قبل از او بودند عمل نمود، و به بتهای خود، یهودا را نیز مرتکب گناه ساخت، bible_en_fa And of thy sons that shall issue from thee, which thou shalt beget, shall they take away; and they shall be eunuchs in the palace of the king of Babylon. بنابراین یهوه، خدای اسرائیل چنین می‌گوید: اینک من بر اورشلیم و یهودا بلا خواهم رسانید که گوشهای هرکه آن را بشنود، صدا خواهد کرد. bible_en_fa Then said Hezekiah unto Isaiah, Good is the word of the LORD which thou hast spoken. And he said, Is it not good, if peace and truth be in my days? و بر اورشلیم، ریسمان سامره و ترازوی خانه اخاب را خواهم کشید و اورشلیم را پاک خواهم کرد، به طوری که کسی پشقاب را زدوده وواژگون ساخته، آن را پاک می‌کند. bible_en_fa And the rest of the acts of Hezekiah, and all his might, and how he made a pool, and a conduit, and brought water into the city, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Judah? و بقیه میراث خود را پراکنده خواهم ساخت و ایشان رابه‌دست دشمنان ایشان تسلیم خواهم نمود، وبرای جمیع دشمنانشان یغما و غارت خواهندشد، bible_en_fa And Hezekiah slept with his fathers: and Manasseh his son reigned in his stead. چونکه آنچه در نظر من ناپسند است، به عمل آوردند و از روزی که پدران ایشان از مصربیرون آمدند تا امروز، خشم مرا به هیجان آوردند.» bible_en_fa Manasseh was twelve years old when he began to reign, and reigned fifty and five years in Jerusalem. And his mother's name was Hephzi-bah. و علاوه براین، منسی خون بی‌گناهان را ازحد زیاده ریخت تا اورشلیم را سراسر پر کرد، سوای گناه او که یهودا را به آن مرتکب گناه ساخت تا آنچه در نظر خداوند ناپسند است بجاآورند. bible_en_fa And he did that which was evil in the sight of the LORD, after the abominations of the heathen, whom the LORD cast out before the children of Israel. و بقیه وقایع منسی و هرچه کرد و گناهی که مرتکب آن شد، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان یهودا مکتوب نیست؟ bible_en_fa For he built up again the high places which Hezekiah his father had destroyed; and he reared up altars for Baal, and made a grove, as did Ahab king of Israel; and worshipped all the host of heaven, and served them. پس منسی باپدران خود خوابید و در باغ خانه خود، یعنی درباغ عزا دفن شد و پسرش، آمون، به‌جایش پادشاه شد. bible_en_fa And he built altars in the house of the LORD, of which the LORD said, In Jerusalem will I put my name. آمون بیست و دو ساله بود که پادشاه شد ودو سال در اورشلیم سلطنت نمود و اسم مادرش مشلمت، دختر حاروص، از یطبه بود. bible_en_fa And he built altars for all the host of heaven in the two courts of the house of the LORD. و آنچه در نظر خداوند ناپسند بود، موافق آنچه پدرش منسی کرد، عمل نمود. bible_en_fa And he made his son pass through the fire, and observed times, and used enchantments, and dealt with familiar spirits and wizards: he wrought much wickedness in the sight of the LORD, to provoke him to anger. و به تمامی طریقی که پدرش به آن سلوک نموده بود، رفتار کرد، وبت هایی را که پدرش پرستید، عبادت کرد و آنهارا سجده نمود. bible_en_fa And he set a graven image of the grove that he had made in the house, of which the LORD said to David, and to Solomon his son, In this house, and in Jerusalem, which I have chosen out of all tribes of Israel, will I put my name for ever: و یهوه، خدای پدران خود راترک کرده، به طریق خداوند سلوک ننمود. bible_en_fa Neither will I make the feet of Israel move any more out of the land which I gave their fathers; only if they will observe to do according to all that I have commanded them, and according to all the law that my servant Moses commanded them. پس خادمان آمون بر او شوریدند و پادشاه را در خانه‌اش کشتند. bible_en_fa But they hearkened not: and Manasseh seduced them to do more evil than did the nations whom the LORD destroyed before the children of Israel. اما اهل زمین همه آنانی را که بر آمون پادشاه، شوریده بودند به قتل رسانیدند واهل زمین پسرش، یوشیا را در جایش به پادشاهی نصب کردند. bible_en_fa And the LORD spake by his servants the prophets, saying, و بقیه اعمالی که آمون بجا آورد، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان یهودا مکتوب نیست؟و در قبر خود در باغ عزا دفن شد وپسرش یوشیا به‌جایش سلطنت نمود. bible_en_fa Because Manasseh king of Judah hath done these abominations, and hath done wickedly above all that the Amorites did, which were before him, and hath made Judah also to sin with his idols: و در قبر خود در باغ عزا دفن شد وپسرش یوشیا به‌جایش سلطنت نمود. bible_en_fa Therefore thus saith the LORD God of Israel, Behold, I am bringing such evil upon Jerusalem and Judah, that whosoever heareth of it, both his ears shall tingle. یوشیا هشت ساله بود که پادشاه شد ودر اورشلیم سی و یک سال سلطنت نمود. و اسم مادرش یدیده، دختر عدایه، ازبصقت بود. bible_en_fa And I will stretch over Jerusalem the line of Samaria, and the plummet of the house of Ahab: and I will wipe Jerusalem as a man wipeth a dish, wiping it, and turning it upside down. و آنچه را که در نظر خداوند پسندبود، به عمل آورد، و به تمامی طریق پدر خود، داود سلوک نموده، به طرف راست یا چپ انحراف نورزید. bible_en_fa And I will forsake the remnant of mine inheritance, and deliver them into the hand of their enemies; and they shall become a prey and a spoil to all their enemies; و در سال هجدهم یوشیا پادشاه واقع شد که پادشاه، شافان بن اصلیا بن مشلام کاتب را به خانه خداوند فرستاده، گفت: bible_en_fa Because they have done that which was evil in my sight,and have provoked me to anger, since the day their fathers came forth out of Egypt, even unto this day. «نزد حلقیا رئیس کهنه برو و او نقره‌ای را که به خانه خداوند آورده می‌شود و مستحفظان در، آن را از قوم جمع می‌کنند، بشمارد. bible_en_fa Moreover Manasseh shed innocent blood very much, till he had filled Jerusalem from one end to another; beside his sin wherewith he made Judah to sin, in doing that which was evil in the sight of the LORD. و آن را به‌دست سرکارانی که بر خانه خداوند گماشته شده‌اند، بسپارند تا ایشان آن را به کسانی که در خانه خداوند کار می‌کنند، به جهت تعمیر خرابیهای خانه بدهند، bible_en_fa Now the rest of the acts of Manasseh, and all that he did, and his sin that he sinned, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Judah? یعنی به نجاران و بنایان و معماران، و تا چوبها و سنگهای تراشیده به جهت تعمیر خانه بخرند.» bible_en_fa And Manasseh slept with his fathers, and was buried in the garden of his own house, in the garden of Uzza: and Amon his son reigned in his stead. امانقره‌ای را که به‌دست ایشان سپردند، حساب نکردند زیرا که به امانت رفتار نمودند. bible_en_fa Amon was twenty and two years old when he began to reign, and he reigned two years in Jerusalem. And his mother's name was Meshullemeth, the daughter of Haruz of Jotbah. و حلقیا، رئیس کهنه، به شافان کاتب گفت: «کتاب تورات را در خانه خداوند یافته‌ام.» وحلقیا آن کتاب را به شافان داد که آن را خواند. bible_en_fa And he did that which was evil in the sight of the LORD, as his father Manasseh did. وشافان کاتب نزد پادشاه برگشت و به پادشاه خبرداده، گفت: «بندگانت، نقره‌ای را که در خانه خداوند یافت شد، بیرون آوردند و آن را به‌دست سرکارانی که بر خانه خداوند گماشته بودند، سپردند.» bible_en_fa And he walked in all the way that his father walked in, and served the idols that his father served, and worshipped them: و شافان کاتب، پادشاه را خبر داده، گفت: «حلقیا، کاهن، کتابی به من داده است.» پس شافان آن را به حضور پادشاه خواند. bible_en_fa And he forsook the LORD God of his fathers, and walked not in the way of the LORD. پس چون پادشاه سخنان سفر تورات راشنید، لباس خود را درید. bible_en_fa And the servants of Amon conspired against him, and slew the king in his own house. و پادشاه، حلقیای کاهن و اخیقام بن شافان و عکبور بن میکایا وشافان کاتب و عسایا، خادم پادشاه را امر فرموده، گفت: bible_en_fa And the people of the land slew all them that had conspired against king Amon; and the people of the land made Josiah his son king in his stead. «بروید و از خداوند برای من و برای قوم و برای تمامی یهودا درباره سخنانی که در این کتاب یافت می‌شود، مسالت نمایید، زیرا غضب خداوند که بر ما افروخته شده است، عظیم می‌باشد، از این جهت که پدران ما به سخنان این کتاب گوش ندادند تا موافق هرآنچه درباره مامکتوب است، عمل نمایند.» bible_en_fa Now the rest of the acts of Amon which he did, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Judah? پس حلقیای کاهن و اخیقام و عکبور وشافان و عسایا نزد حلده نبیه، زن شلام بن تقوه بن حرحس لباس دار، رفتند و او در محله دوم اورشلیم ساکن بود. و با وی سخن‌گفتند. bible_en_fa And he was buried in his sepulchre in the garden of Uzza: and Josiah his son reigned in his stead. و او به ایشان گفت: «یهوه، خدای اسرائیل چنین می‌گوید: به کسی‌که شما را نزد من فرستاده است، بگویید: bible_en_fa Josiah was eight years old when he began to reign, and he reigned thirty and one years in Jerusalem. And his mother's name was Jedidah, the daughter of Adaiah of Boscath. خداوند چنین می‌گوید: اینک من بلایی بر این مکان و ساکنانش خواهم رسانید، یعنی تمامی سخنان کتاب را که پادشاه یهوداخوانده است، bible_en_fa And he did that which was right in the sight of the LORD, and walked in all the way of David his father, and turned not aside to the right hand or to the left. چونکه مرا ترک کرده، برای خدایان دیگر بخور‌سوزانیدند تا به تمامی اعمال دستهای خود، خشم مرا به هیجان بیاورند. پس غضب من بر این مکان مشتعل شده، خاموش نخواهد شد. bible_en_fa And it came to pass in the eighteenth year of king Josiah, that the king sent Shaphan the son of Azaliah, the son of Meshullam, the scribe, to the house of the LORD, saying, لیکن به پادشاه یهودا که شما را به جهت مسالت نمودن از خداوند فرستاده است، چنین بگویید: یهوه، خدای اسرائیل چنین می‌فرماید: درباره سخنانی که شنیده‌ای bible_en_fa Go up to Hilkiah the high priest, that he may sum the silver which is brought into the house of the LORD, which the keepers of the door have gathered of the people: چونکه دل تو نرم بود و هنگامی که کلام مرادرباره این مکان و ساکنانش شنیدی که ویران ومورد لعنت خواهند شد، به حضور خداوندمتواضع شده، لباس خود را دریدی، و به حضورمن گریستی، بنابراین خداوند می‌گوید: من نیز تورا اجابت فرمودم.لهذا اینک من، تو را نزدپدرانت جمع خواهم کرد و در قبر خود به سلامتی گذارده خواهی شد و تمامی بلا را که من بر این مکان می‌رسانم، چشمانت نخواهد دید.» پس ایشان نزد پادشاه جواب آوردند. bible_en_fa And let them deliver it into the hand of the doers of the work, that have the oversight of the house of the LORD: and let them give it to the doers of the work which is in the house of the LORD, to repair the breaches of the house, لهذا اینک من، تو را نزدپدرانت جمع خواهم کرد و در قبر خود به سلامتی گذارده خواهی شد و تمامی بلا را که من بر این مکان می‌رسانم، چشمانت نخواهد دید.» پس ایشان نزد پادشاه جواب آوردند. bible_en_fa Unto carpenters, and builders, and masons, and to buy timber and hewn stone to repair the house. و پادشاه فرستاد که تمامی مشایخ یهودا و اورشلیم را نزد وی جمع کردند. bible_en_fa Howbeit there was no reckoning made with them of the money that was delivered into their hand, because they dealt faithfully. و پادشاه و تمامی مردان یهودا و جمیع سکنه اورشلیم با وی و کاهنان و انبیا و تمامی قوم، چه کوچک و چه بزرگ، به خانه خداوندبرآمدند. و او تمامی سخنان کتاب عهدی را که درخانه خداوند یافت شد، در گوش ایشان خواند. bible_en_fa And Hilkiah the high priest said unto Shaphan the scribe, I have found the book of the law in the house of the LORD. And Hilkiah gave the book to Shaphan, and he read it. و پادشاه نزد ستون ایستاد و به حضور خداوندعهد بست که خداوند را پیروی نموده، اوامر وشهادات و فرایض او را به تمامی دل و تمامی جان نگاه دارند و سخنان این عهد را که در این کتاب مکتوب است، استوار نمایند. پس تمامی قوم این عهد را برپا داشتند. bible_en_fa And Shaphan the scribe came to the king, and brought the king word again, and said, Thy servants have gathered the money that was found in the house, and have delivered it into the hand of them that do the work, that have the oversight of the house of the LORD. و پادشاه، حلقیا، رئیس کهنه و کاهنان دسته دوم و مستحفظان در را امر فرمود که تمامی ظروف را که برای بعل و اشیره و تمامی لشکرآسمان ساخته شده بود، از هیکل خداوند بیرون آورند. و آنها را در بیرون اورشلیم در مزرعه های قدرون سوزانید و خاکستر آنها را به بیت ئیل برد. bible_en_fa And Shaphan the scribe shewed the king, saying, Hilkiah the priest hath delivered me a book. And Shaphan read it before the king. و کاهنان بتها را که پادشاهان یهودا تعیین نموده بودند تا در مکان های بلند شهرهای یهودا ونواحی اورشلیم بخور بسوزانند، و آنانی را که برای بعل و آفتاب و ماه و بروج و تمامی لشکرآسمان بخور می‌سوزانیدند، معزول کرد. bible_en_fa And it came to pass, when the king had heard the words of the book of the law, that he rent his clothes. واشیره را از خانه خداوند، بیرون از اورشلیم به وادی قدرون برد و آن را به کنار نهر قدرون سوزانید، و آن را مثل غبار، نرم ساخت و گرد آن را بر قبرهای عوام الناس پاشید. bible_en_fa And the king commanded Hilkiah the priest, and Ahikam the son of Shaphan, and Achbor the son of Michaiah, and Shaphan the scribe, and Asahiah a servant of the king's, saying, و خانه های لواط را که نزد خانه خداوند بود که زنان در آنهاخیمه‌ها به جهت اشیره می‌بافتند، خراب کرد. bible_en_fa Go ye, inquire of the LORD for me, and for the people, and for all Judah, concerning the words of this book that is found: for great is the wrath of the LORD that is kindled against us, because our fathers have not hearkened unto the words of this book, to do according unto all that which is written concerning us. وتمامی کاهنان را از شهرهای یهودا آورد ومکانهای بلند را که کاهنان در آنها بخورمی سوزانیدند، از جبع تا بئرشبع نجس ساخت، ومکان های بلند دروازه‌ها را که نزد دهنه دروازه یهوشع، رئیس شهر، و به طرف چپ دروازه شهربود، منهدم ساخت. bible_en_fa So Hilkiah the priest, and Ahikam, and Achbor, and Shaphan, and Asahiah, went unto Huldah the prophetess, the wife of Shallum the son of Tikvah, the son of Harhas, keeper of the wardrobe; (now she dwelt in Jerusalem in the college;) and they communed with her. لیکن کاهنان، مکانهای بلند، به مذبح خداوند در اورشلیم برنیامدند اما نان فطیر در میان برادران خود خوردند. bible_en_fa And she said unto them, Thus saith the LORD God of Israel, Tell the man that sent you to me, و توفت راکه در وادی بنی هنوم بود، نجس ساخت تا کسی پسر یا دختر خود را برای مولک از آتش نگذراند. bible_en_fa Thus saith the LORD, Behold, I will bring evil upon this place, and upon the inhabitants thereof, even all the words of the book which the king of Judah hath read: و اسبهایی را که پادشاهان یهودا به آفتاب داده بودند که نزد حجره نتنملک خواجه‌سرا درپیرامون خانه بودند، از مدخل خانه خداوند دورکرد و ارابه های آفتاب را به آتش سوزانید. bible_en_fa Because they have forsaken me, and have burned incense unto other gods, that they might provoke me to anger with all the works of their hands; therefore my wrath shall be kindled against this place, and shall not be quenched. ومذبح هایی را که بر پشت بام بالاخانه آحاز بود وپادشاهان یهودا آنها را ساخته بودند، ومذبح هایی را که منسی در دو صحن خانه خداوندساخته بود، پادشاه منهدم ساخت و از آنجاخراب کرده، گرد آنها را در نهر قدرون پاشید. bible_en_fa But to the king of Judah which sent you to inquire of the LORD, thus shall ye say to him, Thus saith the LORD God of Israel, As touching the words which thou hast heard; و مکانهای بلند را که مقابل اورشلیم به طرف راست کوه فساد بود و سلیمان، پادشاه اسرائیل، آنها را برای اشتورت، رجاست صیدونیان و برای کموش، رجاست موآبیان، و برای ملکوم، رجاست بنی عمون، ساخته بود، پادشاه، آنها رانجس ساخت. bible_en_fa Because thine heart was tender, and thou hast humbled thyself before the LORD, when thou heardest what I spake against this place, and against the inhabitants thereof, that they should become a desolation and a curse, and hast rent thy clothes, and wept before me; I also have heard thee, saith the LORD. و تماثیل را خرد کرد و اشیریم را قطع نمود و جایهای آنها را از استخوانهای مردم پر ساخت. bible_en_fa Behold therefore, I will gather thee unto thy fathers, and thou shalt be gathered into thy grave in peace; and thine eyes shall not see all the evil which I will bring upon this place. And they brought the king word again. و نیز مذبحی که در بیت ئیل بود و مکان بلندی که یربعام بن نباط که اسرائیل را مرتکب گناه ساخته، آن را بنا نموده بود، هم مذبح و هم مکان بلند را منهدم ساخت و مکان بلند راسوزانیده، آن را مثل غبار، نرم کرد و اشیره راسوزانید. bible_en_fa And the king sent, and they gathered unto him all the elders of Judah and of Jerusalem. و یوشیا ملتفت شده، قبرها را که آنجا در کوه بود، دید. پس فرستاده، استخوانها رااز آن قبرها برداشت و آنها را بر آن مذبح سوزانیده، آن را نجس ساخت، به موجب کلام خداوند که آن مرد خدایی که از این امور اخبارنموده بود، به آن ندا درداد. bible_en_fa And the king went up into the house of the LORD, and all the men of Judah and all the inhabitants of Jerusalem with him, and the priests, and the prophets, and all the people, both small and great: and he read in their ears all the words of the book of the covenant which was found in the house of the LORD. و پرسید: «این مجسمه‌ای که می‌بینم، چیست؟» مردان شهر وی را گفتند: «قبر مرد خدایی است که از یهودا آمده، به این کارهایی که تو بر مذبح بیت ئیل کرده‌ای، نداکرده بود.» bible_en_fa And the king stood by a pillar, and made a covenant before the LORD, to walk after the LORD, and to keep his commandments and his testimonies and his statutes with all their heart and all their soul, to perform the words of this covenant that were written in this book. And all the people stood to the covenant. او گفت: «آن را واگذارید و کسی استخوانهای او را حرکت ندهد.» پس استخوانهای او را با استخوانهای آن نبی که ازسامره آمده بود، واگذاشتند. bible_en_fa And the king commanded Hilkiah the high priest, and the priests of the second order, and the keepers of the door, to bring forth out of the temple of the LORD all the vessels that were made for Baal, and for the grove, and for all the host of heaven: and he burned them without Jerusalem in the fields of Kidron, and carried the ashes of them unto Bethel. و یوشیا تمامی خانه های مکان های بلند را نیز که در شهرهای سامره بود و پادشاهان اسرائیل آنها را ساخته، خشم (خداوند) را به هیجان آورده بودند، برداشت و با آنها موافق تمامی کارهایی که به بیت ئیل کرده بود، عمل نمود. bible_en_fa And he put down the idolatrous priests, whom the kings of Judah had ordained to burn incense in the high places in the cities of Judah, and in the places round about Jerusalem; them also that burned incense unto Baal, to the sun, and to the moon, and to the planets, and to all the host of heaven. و جمیع کاهنان مکان های بلند را که در آنجا بودند، بر مذبح هاکشت و استخوانهای مردم را بر آنها سوزانیده، به اورشلیم مراجعت کرد. bible_en_fa And he brought out the grove from the house of the LORD, without Jerusalem, unto the brook Kidron, and burned it at the brook Kidron, and stamped it small to powder, and cast the powder thereof upon the graves of the children of the people. و پادشاه تمامی قوم را امر فرموده، گفت که «عید فصح را به نحوی که در این کتاب عهدمکتوب است، برای خدای خود نگاه دارید.» bible_en_fa And he brake down the houses of the sodomites, that were by the house of the LORD, where the women wove hangings for the grove. به تحقیق فصحی مثل این فصح از ایام داورانی که بر اسرائیل داوری نمودند و در تمامی ایام پادشاهان اسرائیل و پادشاهان یهودا نگاه داشته نشد. bible_en_fa And he brought all the priests out of the cities of Judah, and defiled the high places where the priests had burned incense, from Geba to Beer-sheba, and brake down the high places of the gates that were in the entering in of the gate of Joshua the governor of the city, which were on a man's left hand at the gate of the city. اما در سال هجدهم، یوشیا پادشاه، این فصح را برای خداوند در اورشلیم نگاه داشتند. bible_en_fa Nevertheless the priests of the high places came not up to the altar of the LORD in Jerusalem, but they did eat of the unleavened bread among their brethren. و نیز یوشیا اصحاب اجنه و جادوگران وترافیم و بتها و تمام رجاسات را که در زمین یهوداو در اورشلیم پیدا شد، نابود ساخت تا سخنان تورات را که در کتابی که حلقیای کاهن در خانه خداوند یافته بود، به‌جا آورد. bible_en_fa And he defiled Topheth, which is in the valley of the children of Hinnom, that no man might make his son or his daughter to pass through the fire to Molech. و قبل از اوپادشاهی نبود که به تمامی دل و تمامی جان وتمامی قوت خود موافق تمامی تورات موسی به خداوند رجوع نماید، و بعد از او نیز مثل او ظاهر نشد. bible_en_fa And he took away the horses that the kings of Judah had given to the sun, at the entering in of the house of the LORD, by the chamber of Nathan-melech the chamberlain, which was in the suburbs, and burned the chariots of the sun with fire. اما خداوند از حدت خشم عظیم خودبرنگشت زیرا که غضب او به‌سبب همه کارهایی که منسی خشم او را از آنها به هیجان آورده بود، بر یهودا مشتعل شد. bible_en_fa And the altars that were on the top of the upper chamber of Ahaz, which the kings of Judah had made, and the altars which Manasseh had made in the two courts of the house of the LORD, did the king beat down, and brake them down from thence, and cast the dust of them into the brook Kidron. و خداوند گفت: «یهودارا نیز از نظر خود دور خواهم کرد چنانکه اسرائیل را دور کردم و این شهر اورشلیم را که برگزیدم و خانه‌ای را که گفتم اسم من در آنجاخواهد بود، ترک خواهم نمود.» bible_en_fa And the high places that were before Jerusalem, which were on the right hand of the mount of corruption, which Solomon the king of Israel had builded for Ashtoreth the abomination of the Zidonians, and for Chemosh the abomination of the Moabites, and for Milcom the abomination of the children of Ammon, did the king defile. و بقیه وقایع یوشیا و هرچه کرد، آیا درکتاب تواریخ ایام پادشاهان یهودا مکتوب نیست؟ bible_en_fa And he brake in pieces the images, and cut down the groves, and filled their places with the bones of men. و در ایام او، فرعون نکوه، پادشاه مصر، بر پادشاه آشور به نهر فرات برآمد و یوشیای پادشاه به مقابل او برآمد و چون (فرعون ) او رادید، وی را در مجدو کشت. bible_en_fa Moreover the altar that was at Bethel, and the high place which Jeroboam the son of Nebat, who made Israel to sin, had made, both that altar and the high place he brake down, and burned the high place, and stamped it small to powder, and burned the grove. و خادمانش او رادر ارابه نهاده، از مجدو به اورشلیم، مرده آوردندو او را در قبرش دفن کردند و اهل زمین، یهوآحازبن یوشیا را گرفتند و او را مسح نموده، به‌جای پدرش به پادشاهی نصب کردند. bible_en_fa And as Josiah turned himself, he spied the sepulchres that were there in the mount, and sent, and took the bones out of the sepulchres, and burned them upon the altar, and polluted it, according to the word of the LORD which the man of God proclaimed, who proclaimed these words. و یهوآحاز بیست و سه ساله بود که پادشاه شد و سه ماه در اورشلیم سلطنت نمود و اسم مادرش حموطل، دختر ارمیا از لبنه بود. bible_en_fa Then he said, What title is that that I see? And the men of the city told him, It is the sepulchre of the man of God, which came from Judah, and proclaimed these things that thou hast done against the altar of Bethel. و اوآنچه را که در نظر خداوند ناپسند بود، موافق هرآنچه پدرانش کرده بودند، به عمل آورد. bible_en_fa And he said, Let him alone; let no man move his bones. So they let his bones alone, with the bones of the prophet that came out of Samaria. وفرعون نکوه، او را در ربله، در زمین حمات، دربند نهاد تا در اورشلیم سلطنت ننماید و صد وزنه نقره و یک وزنه طلا بر زمین گذارد. bible_en_fa And all the houses also of the high places that were in the cities of Samaria, which the kings of Israel had made to provoke the LORD to anger, Josiah took away, and did to them according to all the acts that he had done in Bethel. و فرعون نکوه، الیاقیم بن یوشیا را به‌جای پدرش، یوشیا، به پادشاهی نصب کرد و اسمش را به یهویاقیم تبدیل نمود و یهوآحاز را گرفته، به مصر آمد. و اودر آنجا مرد. bible_en_fa And he slew all the priests of the high places that were there upon the altars, and burned men's bones upon them, and returned to Jerusalem. و یهویاقیم، آن نقره و طلا را به فرعون داد اما زمین را تقویم کرد تا آن مبلغ راموافق فرمان فرعون بدهند و آن نقره و طلا را ازاهل زمین، از هرکس موافق تقویم او به زور گرفت تا آن را به فرعون نکوه بدهد. bible_en_fa And the king commanded all the people, saying, Keep the passover unto the LORD your God, as it is written in the book of this covenant. یهویاقیم بیست و پنج ساله بود که پادشاه شد و یازده سال در اورشلیم سلطنت کرد و اسم مادرش زبیده، دختر فدایه، از رومه بود.وآنچه را که در نظر خداوند ناپسند بود موافق هرآنچه پدرانش کرده بودند، به عمل آورد. bible_en_fa Surely there was not holden such a passover from the days of the judges that judged Israel, nor in all the days of the kings of Israel, nor of the kings of Judah; وآنچه را که در نظر خداوند ناپسند بود موافق هرآنچه پدرانش کرده بودند، به عمل آورد. bible_en_fa But in the eighteenth year of king Josiah, wherein this passover was holden to the LORD in Jerusalem. و در ایام او، نبوکدنصر، پادشاه بابل آمد، و یهویاقیم سه سال بنده او بود. پس برگشته، از او عاصی شد. bible_en_fa Moreover the workers with familiar spirits, and the wizards, and the images, and the idols, and all the abominations that were spied in the land of Judah and in Jerusalem, did Josiah put away, that he might perform the words of the law which were written in the book that Hilkiah the priest found in the house of the LORD. و خداوندفوجهای کلدانیان و فوجهای ارامیان و فوجهای موآبیان و فوجهای بنی عمون را بر او فرستاد وایشان را بر یهودا فرستاد تا آن را هلاک سازد، به موجب کلام خداوند که به واسطه بندگان خودانبیا گفته بود. bible_en_fa And like unto him was there no king before him, that turned to the LORD with all his heart, and with all his soul, and with all his might, according to all the law of Moses; neither after him arose there any like him. به تحقیق، این از فرمان خداوند بریهودا واقع شد تا ایشان را به‌سبب گناهان منسی وهرچه او کرد، از نظر خود دور اندازد. bible_en_fa Notwithstanding the LORD turned not from the fierceness of his great wrath, wherewith his anger was kindled against Judah, because of all the provocations that Manasseh had provoked him withal. و نیز به‌سبب خون بی‌گناهانی که او ریخته بود، زیرا که اورشلیم را از خون بی‌گناهان پر کرده بود وخداوند نخواست که او را عفو نماید. bible_en_fa And the LORD said, I will remove Judah also out of my sight, as I have removed Israel, and will cast off this city Jerusalem which I have chosen, and the house of which I said, My name shall be there. و بقیه وقایع یهویاقیم و هرچه کرد، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان یهودا مکتوب نیست؟ bible_en_fa Now the rest of the acts of Josiah, and all that he did, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Judah? پس یهویاقیم با پدران خود خوابید و پسرش یهویاکین به‌جایش پادشاه شد. bible_en_fa In his days Pharaoh-nechoh king of Egypt went up against the king of Assyria to the river Euphrates: and king Josiah went against him; and he slew him at Megiddo, when he had seen him. و پادشاه مصر، بار دیگر ازولایت خود بیرون نیامد زیرا که پادشاه بابل هرچه را که متعلق به پادشاه مصر بود، از نهر مصر تا نهرفرات، به تصرف آورده بود. bible_en_fa And his servants carried him in a chariot dead from Megiddo, and brought him to Jerusalem, and buried him in his own sepulchre. And the people of the land took Jehoahaz the son of Josiah, and anointed him, and made him king in his father's stead. و یهویاکین هجده ساله بود که پادشاه شد وسه سال در اورشلیم سلطنت نمود و اسم مادرش نحوشطا دختر الناتان اورشلیمی بود. bible_en_fa Jehoahaz was twenty and three years old when he began to reign; and he reigned three months in Jerusalem. And his mother's name was Hamutal, the daughter of Jeremiah of Libnah. و آنچه راکه در نظر خداوند ناپسند بود، موافق هرآنچه پدرش کرده بود، به عمل آورد. bible_en_fa And he did that which was evil in the sight of the LORD, according to all that his fathers had done. در آن زمان بندگان نبوکدنصر، پادشاه بابل، بر اورشلیم برآمدند. و شهر محاصره شد. bible_en_fa And Pharaoh-nechoh put him in bands at Riblah in the land of Hamath, that he might not reign in Jerusalem; and put the land to a tribute of an hundred talents of silver, and a talent of gold. ونبوکدنصر، پادشاه بابل، در حینی که بندگانش آن را محاصره نموده بودند، به شهر برآمد. bible_en_fa And Pharaoh-nechoh made Eliakim the son of Josiah king in the room of Josiah his father, and turned his name to Jehoiakim, and took Jehoahaz away: and he came to Egypt, and died there. ویهویاکین، پادشاه یهودا با مادر خود و بندگانش وسردارانش و خواجه‌سرایانش نزد پادشاه بابل بیرون آمد، و پادشاه بابل در سال هشتم سلطنت خود، او را گرفت. bible_en_fa And Jehoiakim gave the silver and the gold to Pharaoh; but he taxed the land to give the money according to the commandment of Pharaoh: he exacted the silver and the gold of the people of the land, of every one according to his taxation, to give it unto Pharaoh-nechoh. و تمامی خزانه های خانه خداوند وخزانه های خانه پادشاه را از آنجا بیرون آورد وتمام ظروف طلایی را که سلیمان، پادشاه اسرائیل برای خانه خداوند ساخته بود، به موجب کلام خداوند، شکست. bible_en_fa Jehoiakim was twenty and five years old when he began to reign; and he reigned eleven years in Jerusalem. And his mother's name was Zebudah, the daughter of Pedaiah of Rumah. و جمیع ساکنان اورشلیم وجمیع سرداران و جمیع مردان جنگی را که ده هزار نفر بودند، اسیر ساخته، برد و جمیع صنعت گران و آهنگران را نیز، چنانکه سوای مسکینان، اهل زمین کسی باقی نماند. bible_en_fa And he did that which was evil in the sight of the LORD, according to all that his fathers had done. ویهویاکین را به بابل برد و مادر پادشاه و زنان پادشاه و خواجه‌سرایانش و بزرگان زمین را اسیر ساخت و ایشان را از اورشلیم به بابل برد. bible_en_fa In his days Nebuchadnezzar king of Babylon came up, and Jehoiakim became his servant three years: then he turned and rebelled against him. و تمامی مردان جنگی، یعنی هفت هزار نفر و یک هزار نفراز صنعت گران و آهنگران را که جمیع ایشان، قوی و جنگ آزموده بودند، پادشاه بابل، ایشان رابه بابل به اسیری برد. bible_en_fa And the LORD sent against him bands of the Chaldees, and bands of the Syrians, and bands of the Moabites, and bands of the children of Ammon, and sent them against Judah to destroy it, according to the word of the LORD, which he spake by his servants the prophets. و پادشاه بابل، عموی وی، متنیا را در جای او به پادشاهی نصب کرد واسمش را به صدقیا مبدل ساخت. bible_en_fa Surely at the commandment of the LORD came this upon Judah, to remove them out of his sight, for the sins of Manasseh, according to all that he did; صدقیا بیست و یکساله بود که آغازسلطنت نمود و یازده سال در اورشلیم پادشاهی کرد و اسم مادرش حمیطل، دختر ارمیا از لبنه بود. bible_en_fa And also for the innocent blood that he shed: for he filled Jerusalem with innocent blood; which the LORD would not pardon. و آنچه را که در نظر خداوند ناپسند بود، موافق هرآنچه یهویاقیم کرده بود، به عمل آورد.زیرا به‌سبب غضبی که خداوند بر اورشلیم ویهودا داشت، به حدی که آنها را از نظر خودانداخت، واقع شد که صدقیا بر پادشاه بابل عاصی شد. bible_en_fa Now the rest of the acts of Jehoiakim, and all that he did, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Judah? زیرا به‌سبب غضبی که خداوند بر اورشلیم ویهودا داشت، به حدی که آنها را از نظر خودانداخت، واقع شد که صدقیا بر پادشاه بابل عاصی شد. bible_en_fa So Jehoiakim slept with his fathers: and Jehoiachin his son reigned in his stead. و واقع شد که نبوکدنصر، پادشاه بابل، باتمامی لشکر خود در روز دهم ماه دهم از سال نهم سلطنت خویش بر اورشلیم برآمد، ودر مقابل آن اردو زده، سنگری گرداگردش بنانمود. bible_en_fa And the king of Egypt came not again any more out of his land: for the king of Babylon had taken from the river of Egypt unto the river Euphrates all that pertained to the king of Egypt. و شهر تا سال یازدهم صدقیای پادشاه، محاصره شد. bible_en_fa Jehoiachin was eighteen years old when he began to reign, and he reigned in Jerusalem three months. And his mother's name was Nehushta, the daughter of Elnathan of Jerusalem. و در روز نهم آن ماه، قحطی درشهر چنان سخت شد که برای اهل زمین نان نبود. bible_en_fa And he did that which was evil in the sight of the LORD, according to all that his father had done. پس در شهر رخنه‌ای ساختند و تمامی مردان جنگی در شب از راه دروازه‌ای که در میان دوحصار، نزد باغ پادشاه بود، فرار کردند. و کلدانیان به هر طرف در مقابل شهر بودند (و پادشاه ) به راه عربه رفت. bible_en_fa At that time the servants of Nebuchadnezzar king of Babylon came up against Jerusalem, and the city was besieged. و لشکر کلدانیان، پادشاه را تعاقب نموده، در بیابان اریحا به او رسیدند و تمامی لشکرش از او پراکنده شدند. bible_en_fa And Nebuchadnezzar king of Babylon came against the city, and his servants did besiege it. پس پادشاه راگرفته، او را نزد پادشاه بابل به ربله آوردند و بر اوفتوی دادند. bible_en_fa And Jehoiachin the king of Judah went out to the king of Babylon, he, and his mother, and his servants, and his princes, and his officers: and the king of Babylon took him in the eighth year of his reign. و پسران صدقیا را پیش رویش به قتل رسانیدند و چشمان صدقیا را کندند و او را به دو زنجیر بسته، به بابل آوردند. bible_en_fa And he carried out thence all the treasures of the house of the LORD, and the treasures of the king's house, and cut in pieces all the vessels of gold which Solomon king of Israel had made in the temple of the LORD, as the LORD had said. و در روز هفتم ماه پنجم از سال نوزدهم نبوکدنصر پادشاه، سلطان بابل، نبوزرادان، رئیس جلادان، خادم پادشاه بابل، به اورشلیم آمد. bible_en_fa And he carried away all Jerusalem, and all the princes, and all the mighty men of valour, even ten thousand captives, and all the craftsmen and smiths: none remained, save the poorest sort of the people of the land. وخانه خداوند و خانه پادشاه را سوزانید و همه خانه های اورشلیم و هر خانه بزرگ را به آتش سوزانید. bible_en_fa And he carried away Jehoiachin to Babylon, and the king's mother, and the king's wives, and his officers, and the mighty of the land, those carried he into captivity from Jerusalem to Babylon. و تمامی لشکر کلدانیان که همراه رئیس جلادان بودند، حصارهای اورشلیم را به هر طرف منهدم ساختند. bible_en_fa And all the men of might, even seven thousand, and craftsmen and smiths a thousand, all that were strong and apt for war, even them the king of Babylon brought captive to Babylon. و نبوزرادان، رئیس جلادان، بقیه قوم را که در شهر باقی‌مانده بودند وخارجین را که به طرف پادشاه بابل شده بودند وبقیه جمعیت را به اسیری برد. bible_en_fa And the king of Babylon made Mattaniah his father's brother king in his stead, and changed his name to Zedekiah. اما رئیس جلادان بعضی از مسکینان زمین را برای باغبانی وفلاحی واگذاشت. bible_en_fa Zedekiah was twenty and one years old when he began to reign, and he reigned eleven years in Jerusalem. And his mother's name was Hamutal, the daughter of Jeremiah of Libnah. و کلدانیان ستونهای برنجینی که در خانه خداوند بود و پایه‌ها و دریاچه برنجینی را که درخانه خداوند بود، شکستند و برنج آنها را به بابل بردند. bible_en_fa And he did that which was evil in the sight of the LORD, according to all that Jehoiakim had done. و دیگها و خاک اندازها و گلگیرها وقاشقها و تمامی اسباب برنجینی را که با آنهاخدمت می‌کردند، بردند. bible_en_fa For through the anger of the LORD it came to pass in Jerusalem and Judah, until he had cast them out from his presence, that Zedekiah rebelled against the king of Babylon. و مجمرها و کاسه هایعنی طلای آنچه را که از طلا بود و نقره آنچه را که از نقره بود، رئیس جلادان برد. bible_en_fa And it came to pass in the ninth year of his reign, in the tenth month, in the tenth day of the month, that Nebuchadnezzar king of Babylon came, he, and all his host, against Jerusalem, and pitched against it; and they built forts against it round about. اما دو ستون و یک دریاچه و پایه هایی که سلیمان آنها را برای خانه خداوند ساخته بود، وزن برنج همه این اسباب بی‌اندازه بود. bible_en_fa And the city was besieged unto the eleventh year of king Zedekiah. بلندی یک ستون هجده ذراع و تاج برنجین بر سرش و بلندی تاج سه ذراع بود و شبکه و انارهای گرداگرد روی تاج، همه ازبرنج بود و مثل اینها برای ستون دوم بر شبکه‌اش بود. bible_en_fa And on the ninth day of the fourth month the famine prevailed in the city, and there was no bread for the people of the land. و رئیس جلادان، سرایا، رئیس کهنه، وصفنیای کاهن دوم و سه مستحفظ در را گرفت. bible_en_fa And the city was broken up, and all the men of war fled by night by the way of the gate between two walls, which is by the king's garden: (now the Chaldees were against the city round about:) and the king went the way toward the plain. و سرداری که بر مردان جنگی گماشته شده بودو پنج نفر را از آنانی که روی پادشاه را می‌دیدند ودر شهر یافت شدند و کاتب سردار لشکر را که اهل ولایت را سان می‌دید، و شصت نفر از اهل زمین را که در شهر یافت شدند، از شهر گرفت. bible_en_fa And the army of the Chaldees pursued after the king, and overtook him in the plains of Jericho: and all his army were scattered from him. و نبوزرادان رئیس جلادان، ایشان را برداشته، به ربله، نزد پادشاه بابل برد. bible_en_fa So they took the king, and brought him up to the king of Babylon to Riblah; and they gave judgment upon him. و پادشاه بابل، ایشان را در ربله در زمین حمات زده، به قتل رسانید. پس یهودا از ولایت خود به اسیری رفتند. bible_en_fa And they slew the sons of Zedekiah before his eyes, and put out the eyes of Zedekiah, and bound him with fetters of brass, and carried him to Babylon. و اما قومی که در زمین یهودا باقی ماندند ونبوکدنصر، پادشاه بابل ایشان را رها کرده بود، پس جدلیا ابن اخیقام بن شافان را بر ایشان گماشت. bible_en_fa And in the fifth month, on the seventh day of the month, which is the nineteenth year of king Nebuchadnezzar king of Babylon, came Nebuzar-adan, captain of the guard, a servant of the king of Babylon, unto Jerusalem: و چون تمامی سرداران لشکر بامردان ایشان شنیدند که پادشاه بابل، جدلیا راحاکم قرار داده است، ایشان نزد جدلیا به مصفه آمدند، یعنی اسماعیل بن نتنیا و یوحنان بن قاری و سرایا ابن تنحومت نطوفاتی و یازنیا ابن معکاتی با کسان ایشان. bible_en_fa And he burnt the house of the LORD, and the king's house, and all the houses of Jerusalem, and every great man's house burnt he with fire. و جدلیا برای ایشان و برای کسان ایشان قسم خورده، به ایشان گفت: «از بندگان کلدانیان مترسید. در زمین ساکن شوید وپادشاه بابل را بندگی نمایید و برای شما نیکوخواهد بود.» bible_en_fa And all the army of the Chaldees, that were with the captain of the guard, brake down the walls of Jerusalem round about. اما در ماه هفتم واقع شد که اسماعیل بن نتنیا ابن الیشمع که از ذریت پادشاه بود، به اتفاق ده نفر آمدند و جدلیا را زدند که بمردو یهودیان و کلدانیان را نیز که با او در مصفه بودند(کشتند). bible_en_fa Now the rest of the people that were left in the city, and the fugitives that fell away to the king of Babylon, with the remnant of the multitude, did Nebuzar-adan the captain of the guard carry away. و تمامی قوم، چه خرد و چه بزرگ، و سرداران لشکرها برخاسته، به مصر رفتند زیراکه از کلدانیان ترسیدند. bible_en_fa But the captain of the guard left of the poor of the land to be vinedressers and husbandmen. و در روز بیست و هفتم ماه دوازدهم از سال سی و هفتم اسیری یهویاکین، پادشاه یهودا، واقع شد که اویل مرودک، پادشاه بابل، درسالی که پادشاه شد، سر یهویاکین، پادشاه یهودا را از زندان برافراشت. bible_en_fa And the pillars of brass that were in the house of the LORD, and the bases, and the brasen sea that was in the house of the LORD, did the Chaldees break in pieces, and carried the brass of them to Babylon. و با اوسخنان دلاویز گفت و کرسی او را بالاتر ازکرسیهای سایر پادشاهانی که با او در بابل بودند، گذاشت.و لباس زندانی او را تبدیل نمود و او در تمامی روزهای عمرش همیشه درحضور وی نان می‌خورد. bible_en_fa And the pots, and the shovels, and the snuffers, and the spoons, and all the vessels of brass wherewith they ministered, took they away. و لباس زندانی او را تبدیل نمود و او در تمامی روزهای عمرش همیشه درحضور وی نان می‌خورد. bible_en_fa And the firepans, and the bowls, and such things as were of gold, in gold, and of silver, in silver, the captain of the guard took away. آدم، شِيث اَنوش، bible_en_fa The two pillars, one sea, and the bases which Solomon had made for the house of the LORD; the brass of all these vessels was without weight. قِينان مهلَلئِيل يارَد، bible_en_fa The height of the one pillar was eighteen cubits, and the chapiter upon it was brass: and the height of the chapiter three cubits; and the wreathen work, and pomegranates upon the chapiter round about, all of brass: and like unto these had the second pillar with wreathen work. خَنُوخ مَتُوشالَح لَمَک، bible_en_fa And the captain of the guard took Seraiah the chief priest, and Zephaniah the second priest, and the three keepers of the door: نُوح سام حام يافَث. bible_en_fa And out of the city he took an officer that was set over the men of war, and five men of them that were in the king's presence, which were found in the city, and the principal scribe of the host, which mustered the people of the land, and threescore men of the people of the land that were found in the city: پسران يافَث: جُومَر و ماجُوج و ماداي و ياوان و ماشَک و تيراس. bible_en_fa And Nebuzar-adan captain of the guard took these, and brought them to the king of Babylon to Riblah: وپسران جُومَر: اَشکَناز و ريفات و تُجَرمَه. bible_en_fa And the king of Babylon smote them, and slew them at Riblah in the land of Hamath. So Judah was carried away out of their land. و پسران ياوان: اَلِيشَه و تَرشِيش و کتيم و دُودانِيم. bible_en_fa And as for the people that remained in the land of Judah, whom Nebuchadnezzar king of Babylon had left, even over them he made Gedaliah the son of Ahikam, the son of Shaphan, ruler. و پسران حام: کوش و مِصرايم و فُوت و کَنعان. bible_en_fa And when all the captains of the armies, they and their men, heard that the king of Babylon had made Gedaliah governor, there came to Gedaliah to Mizpah, even Ishmael the son of Nethahiah, and Johanan the son of Careah, and Seraiah the son of Tanhumeth the Netophathite, and Jaazaniah the son of a Maachathite, they and their men. و پسران کوش: سَبا و حَويلَه و سبتا و رَعما و سَبتَکا. و پسران رَعما: شَبا و دَدان. bible_en_fa And Gedaliah sware to them, and to their men, and said unto them, Fear not to be the servants of the Chaldees: dwell in the land, and serve the king of Babylon; and it shall be well with you. و کوش، نِمرود را آورد، و او به جبار شدن در جهان شروع نمود. bible_en_fa But it came to pass in the seventh month, that Ishmael the son of Nethaniah, the son of Elishama, of the seed royal, came, and ten men with him, and smote Gedaliah, that he died, and the Jews and the Chaldees that were with him at Mizpah. و مِصرايم، لُوديم و عَنَاميم و لَهابيم و نَفتُوحيم را آورد، bible_en_fa And all the people, both small and great, and the captains of the armies, arose, and came to Egypt: for they were afraid of the Chaldees. و فَتروسيم و کَسلُوحيم را که فَلَستيم و کَفتوريم از ايشان پديد آمدند. bible_en_fa And it came to pass in the seven and thirtieth year of the captivity of Jehoiachin king of Judah, in the twelfth month, on the seven and twentieth day of the month, that Evil-merodach king of Babylon in the year that he began to reign did lift up the head of Jehoiachin king of Judah out of prison; و کَنعان نُخست زاده خود، صيدون و حِتّ را آورد، bible_en_fa And he spake kindly to him, and set his throne above the throne of the kings that were with him in Babylon; و يبُوسي و اَمُوري و جَرجاشي، bible_en_fa And changed his prison garments: and he did eat bread continually before him all the days of his life. و حِوّي و عِرقي و سِيني، bible_en_fa And his allowance was a continual allowance given him of the king, a daily rate for every day, all the days of his life. و اروادي و صَماري و حَماتي را. bible_en_fa Adam, Sheth, Enosh, پسران سام: عيلام و آشُّور و اَرفَکشاد و لُود واَرام و عُوص و حُول و جاتَر و ماشَک. bible_en_fa Kenan, Mahalaleel, Jered, و اَرفَکشاد، شالَح را آورد و شالَح، عابَر را آورد. bible_en_fa Henoch, Methuselah, Lamech, و براي عابَر، دو پسر متولد شدند که يکي را فالَج نام بود زيرا در ايام وي زمين منقسم شد و اسم برادرش يقطان بود. bible_en_fa Noah, Shem, Ham, and Japheth. و يقطان، اَلمُوداد و شالَف و حَضَرموت و يارَح را آورد؛ bible_en_fa The sons of Japheth; Gomer, and Magog, and Madai, and Javan, and Tubal, and Meshech, and Tiras. و هَدُورام و اُوزال و دِقلَه، bible_en_fa And the sons of Gomer; Ashchenaz, and Riphath, and Togarmah. و اِيبال و اَبيمايل و شَبا، bible_en_fa And the sons of Javan; Elishah, and Tarshish, Kittim, and Dodanim. و اُوفير و حَويلَه و يوباب را که جميع اينها پسران يقطان بودند. bible_en_fa The sons of Ham; Cush, and Mizraim, Put, and Canaan. سام، اَرفَکشاد سالَح، bible_en_fa And the sons of Cush; Seba, and Havilah, and Sabta, and Raamah, and Sabtecha. And the sons of Raamah; Sheba, and Dedan. عابَر فالَج رَعُو، bible_en_fa And Cush begat Nimrod: he began to be mighty upon the earth. سَروج ناحُور تارَح، bible_en_fa And Mizraim begat Ludim, and Anamim, and Lehabim, and Naphtuhim, اَبرام که همان ابراهيم باشد. bible_en_fa And Pathrusim, and Casluhim, (of whom came the Philistines,) and Caphthorim. پسران ابراهيم: اسحاق واسماعيل. bible_en_fa And Canaan begat Zidon his firstborn, and Heth, اين است پيداش ايشان: نخستزاده اسماعيل: نَبايوت و قيدار و اَدَبئيل و مِبسام، bible_en_fa The Jebusite also, and the Amorite, and the Girgashite, و مِشماع و دُومَه و مَسّا و حَدَد و تيما، bible_en_fa And the Hivite, and the Arkite, and the Sinite, و يطُور و نافيش و قِدمَه که اينان پسران اسماعيل بودند. bible_en_fa And the Arvadite, and the Zemarite, and the Hamathite. و پسران قَطُورَه که مُتعه ابراهيم بود، پس او زِمران و يقشان و مَدان و مِديان و يشباق و شُوحا را زاييد و پسران يقشان: شَبا و دَدان بودند. bible_en_fa The sons of Shem; Elam, and Asshur, and Arphaxad, and Lud, and Aram, and Uz, and Hul, and Gether, and Meshech. و پسران مِديان عِيفَه و عِيفَرو خَنُوح و اَبيداع و اَلدَعَه بودند. پس جميع اينها پسران قَطُورَه بودند. bible_en_fa And Arphaxad begat Shelah, and Shelah begat Eber. و ابراهيم اسحاق را آورد؛ و پسران اسحاق عِيسُو واسرائيل بودند. bible_en_fa And unto Eber were born two sons: the name of the one was Peleg; because in his days the earth was divided: and his brother's name was Joktan. و پسران عِيسُو:اَليفاز و رَعُوئيل و يعُوش و يعلام وقُورَح. bible_en_fa And Joktan begat Almodad, and Sheleph, and Hazarmaveth, and Jerah, پسران اَليفاز: تيمان و اُومار و صَفي و جَعتام و قَناز و تِمناع و عَماليق. bible_en_fa Hadoram also, and Uzal, and Diklah, پسران رَعُوئيل: نَحَت و زارَح و شَمَّه و مِزَّه . bible_en_fa And Ebal, and Abimael, and Sheba, و پسران سَعِير: لُوطان و شُوبال و صِبعون و عَنَه و ديشُون و اِيصر ودِيشان. bible_en_fa And Ophir, and Havilah, and Jobab. All these were the sons of Joktan. و پسران لُوطان: حوري و هُومام و خواهر لُوطان تِمناع. bible_en_fa Shem, Arphaxad, Shelah, پسران شُوبال: عَليان ومَنَاحَت وعِيبال وشَفي واُونام و پسران صِبعُون: اَيه و عَنَه. bible_en_fa Eber, Peleg, Reu, و پسران عَنَه: ديشون وپسران ديشون: حَمران و اِشبان و يتران و کَران. bible_en_fa Serug, Nahor, Terah, پسران ايصر: بِلهان و زَعوان و يعقان وپسران ديشان: عُوص و اَران. bible_en_fa Abram; the same is Abraham. و پادشاهاني که در زمين اَدُوم سلطنت نمودند، پيش از آنکه پادشاهي بر بني اسرائيل سلطنت کند، اينانند: بالَع بن بَعُور و اسم شهر او دِنهابِه بود. bible_en_fa The sons of Abraham; Isaac, and Ishmael. و بالَع مُرد و يوباب بن زارَح از بُصرَه به جايش پادشاه شد. bible_en_fa These are their generations: The firstborn of Ishmael, Nebaioth; then Kedar, and Adbeel, and Mibsam, و يوباب مرد و حوشام از زمين تيماني به جايش سلطنت نمود. bible_en_fa Mishma and Dumah, Massa, Hadad, and Tema, و حُوشام مُرد وهَدَد بن بَدَد که مِديان را در زمين موآب شکست داد در جايش پادشاه شد و اسم شهرش عَوِيت بود . bible_en_fa Jetur, Naphish, and Kedemah. These are the sons of Ishmael. و هَدَد مُرد و سَملَه از مَسريقَه به جايش پادشاه شد. bible_en_fa Now the sons of Keturah, Abraham's concubine: she bare Zimran, and Jokshan, and Medan, and Midian, and Ishbak, and Shuah. And the sons of Jokshan; Sheba, and Dedan. و سَملَه مُرد و شاؤل از رَحُوبوت نهر به جايش پادشاه شد. bible_en_fa And the sons of Midian; Ephah, and Epher, and Henoch, and Abida, and Eldaah. All these are the sons of Keturah. و شاؤل مُرد و بَعل حانان بن عَکبور به جايش پادشاه شد. bible_en_fa And Abraham begat Isaac. The sons of Isaac; Esau and Israel. و بَعل حانان مُرد وهَدَد به جايش پادشاه شد؛ و اسم شهرش فاعي و اسم زنش مَهِيطَبئيل دختر مَطرِد دختر مَي ذَهَب بود. bible_en_fa The sons of Esau; Eliphaz, Reuel, and Jeush, and Jaalam, and Korah. وهَدَد مُرد و اَميرانِ اَدوُم امير تِمناع وامير اَليه و امير يتِيت بودند. bible_en_fa The sons of Eliphaz; Teman, and Omar, Zephi, and Gatam, Kenaz, and Timna, and Amalek. و اَمير اَهولِيبَامَه و امير اِيلَه و امير فِينُون؛ bible_en_fa The sons of Reuel; Nahath, Zerah, Shammah, and Mizzah. وامير قَناز و اميرِتيمان وامير مِبصار؛وامير مَجدِيئيل وامير عيرام؛ اينان اميران اَدُوم بودند. bible_en_fa And the sons of Seir; Lotan, and Shobal, and Zibeon, and Anah, and Dishon, and Ezer, and Dishan. وامير مَجدِيئيل وامير عيرام؛ اينان اميران اَدُوم بودند. bible_en_fa And the sons of Lothan; Hori, and Homam: and Timna was Lotan's sister. پسران اسرائيل اينانند: رؤبين وشَمعون و لاوي يهودا ويسّاکار زبِولون bible_en_fa The sons of Shobal; Alian, and Manahath, and Ebal, Shephi, and Onam. And the sons of Zibeon; Aiah, and Anah. و دان ويوسف و بنيامين و نَفتالي وجاد واَشِير. bible_en_fa The sons of Anah; Dishon. And the sons of Dishon; Amram, and Eshban, and Ithran, and Cheran. پسران يهودا: عِير واُونان وشيلَه؛ اين سه نفر از بَتشُوعِ کَنعانيه براي او زاييده شدند؛ وعير نخست زاده يهودا به نظر خداوند شرير بود؛ پس او را کُشت. bible_en_fa The sons of Ezer; Bilhan, and Zavan, and Jakan. The sons of Dishan; Uz, and Aran. و عروس وي تامار فارَص و زارَح را براي وي زاييد، و همه پسران يهودا پنج نفر بودند. bible_en_fa Now these are the kings that reigned in the land of Edom before any king reigned over the children of Israel; Bela the son of Beor: and the name of his city was Dinhabah. و پسران فارَص: حَصرون وحامول. bible_en_fa And when Bela was dead, Jobab the son of Zerah of Bozrah reigned in his stead. و پسران زارَح: زِمري و اِيتان وهِيمان و کَلکُول و دارَع که همگي ايشان پنج نفر بودند. bible_en_fa And when Jobab was dead, Husham of the land of the Temanites reigned in his stead. واز پسران کَرمِي، عاکار مضطرب کننده اسرائيل بود که درباره چيز حرام خيانت ورزيد. bible_en_fa And when Husham was dead, Hadad the son of Bedad, which smote Midian in the field of Moab, reigned in his stead: and the name of his city was Avith. و پسر اِيتان: عَزَريا بود. bible_en_fa And when Hadad was dead, Samlah of Masrekah reigned in his stead. و پسران حَصرُون که براي وي زاييده شدند، يرحَمئيل ورام وکَلُوباي. bible_en_fa And when Samlah was dead, Shaul of Rehoboth by the river reigned in his stead. و رام عَميناداب را آورد وعَميناداب نَحشُون را آورد که رئيس بني يهودا بود. bible_en_fa And when Shaul was dead, Baal-hanan the son of Achbor reigned in his stead. و نَحشُون سَلما را آورد و سَلما بُوعَز را آورد. bible_en_fa And when Baal-hanan was dead, Hadad reigned in his stead: and the name of his city was Pai; and his wife's name was Mehetabel, the daughter of Matred, the daughter of Mezahab. و بُوعَز عوبيد را آورد و عُوبيد يسي را آورد. bible_en_fa Hadad died also. And the dukes of Edom were; duke Timnah, duke Aliah, duke Jetheth, يسي نخست زاده خويش اَلِيآب را آورد،و دومين ابيناداب را، و سومين شِمعي را، bible_en_fa Duke Aholibamah, duke Elah, duke Pinon, وچهارمين نَتَنئيل را و پنجمين رَدّاي را، bible_en_fa Duke Kenaz, duke Teman, duke Mibzar, وششمين اُوصَم را وهفتمين داود را آورد. bible_en_fa Duke Magdiel, duke Iram. These are the dukes of Edom. و خواهران ايشان صَرُويه و اَبيحايل بودند. و پسران صَرُويه، اَبشاي و يوآب و عَسائيل، سه نفر بودند. bible_en_fa These are the sons of Israel; Reuben, Simeon, Levi, and Judah, Issachar, and Zebulun, و اَبيحايل عَماسا را زائيد و پدر عَماسا يتَرِ اِسماعيلي بود. bible_en_fa Dan, Joseph, and Benjamin, Naphtali, Gad, and Asher. و کاليب بن حَصرُون از زن خود عَزُوبَه واز يرِيعُوت اولاد به هم رسانيد و پسران وي اينانند: ياشَر و شُوباب و اَردُون. bible_en_fa The sons of Judah; Er, and Onan, and Shelah: which three were born unto him of the daughter of Shua the Canaanitess. And Er, the firstborn of Judah, was evil in the sight of the LORD; and he slew him. و عَزُوبَه مُرد وکاليب اَفرات را به زني گرفت و او حور را براي وي زاييد. bible_en_fa And Tamar his daughter in law bare him Pharez and Zerah. All the sons of Judah were five. وحُور، اُوري را آورد واُوري بَصَلئيل را آورد. bible_en_fa The sons of Pharez; Hezron, and Hamul. وبعد از آن، حَصرُون به دختر ماکير پدر جِلعاد درآمده، او را به زني گرفت حيني که شصت ساله بود و او سَجُوب را براي وي زاييد. bible_en_fa And the sons of Zerah; Zimri, and Ethan, and Heman, and Calcol, and Dara: five of them in all. و سَجُوب يائير را آورد و او بيست و سه شهر در زمين جِلعاد داشت. bible_en_fa And the sons of Carmi; Achar, the troubler of Israel, who transgressed in the thing accursed. واو جَشور و اَرام را که حَوُّوب يائير باشد، با قنات و دهات آنها که شصت شهر بود، از ايشان گرفت و جمييع اينها از آن بني ماکير پدر جِلعاد بودند. bible_en_fa And the sons of Ethan; Azariah. و بعد از آنکه حَصرُون در کاليب اَفراته وفات يافت، اَبِيه زن حَصرُون اَشحُور پدر تَقُوع را براي وي زاييد. bible_en_fa The sons also of Hezron, that were born unto him; Jerahmeel, and Ram, and Chelubai. و پسران يرحَمئيل نخست زاده حَصرُون نخست زاده اش: رام و بُونَه و اُورَن و اُوصَم و اَخيا بودند. bible_en_fa And Ram begat Amminadab; and Amminadab begat Nahshon, prince of the children of Judah; و يرحَمئيل را زن ديگر مسمّاة به عطارَه بود که مادرِ اُونام باشد. bible_en_fa And Nahshon begat Salma, and Salma begat Boaz, و پسران رام نخست زاده يرحَمئيل مَعص ويامِين و عاقَر بودند. bible_en_fa And Boaz begat Obed, and Obed begat Jesse, و پسران اُونام: شَمّاي وياداع بودند، و پسران شَمّاي ناداب و اَبيشور. bible_en_fa And Jesse begat his firstborn Eliab, and Abinadab the second, and Shimma the third, و اسم زن ابيشور اَبِيحايل بود و او اَحبان و مُوليد را براي وي زاييد. bible_en_fa Nethaneel the fourth, Raddai the fifth, ناداب سَلَد و اَفّايم بودند و سَلَد بي اولاد مُرد. bible_en_fa Ozem the sixth, David the seventh: و بني اَفّايم يشعي و بني يشعي شيشان و بني شيشان اَحلاي. bible_en_fa Whose sisters were Zeruiah, and Abigail. And the sons of Zeruiah; Abishai, and Joab, and Asahel, three. و پسران ياداع برادر شَماي يتَر ويوناتان؛ و يتَر بي اولاد مُرد. bible_en_fa And Abigail bare Amasa: and the father of Amasa was Jether the Ishmeelite. و پسران يوناتان: فالَت وزازا. اينها پسران يرحَمئيل بودند. bible_en_fa And Caleb the son of Hezron begat children of Azubah his wife, and of Jerioth: her sons are these; Jesher, and Shobab, and Ardon. و شيشان را پسري نبود ليکن دختران داشت وشيشان را غلامي مصري بود که يرحاع نام داشت. bible_en_fa And when Azubah was dead, Caleb took unto him Ephrath, which bare him Hur. و شيشان دختر خود را به غلام خويش يرحاع به زني داد و او عَتّاي را براي وي زاييد. bible_en_fa And Hur begat Uri, and Uri begat Bezaleel. وعتاي ناتان را آورد و ناتان زاباد را آورد. bible_en_fa And afterward Hezron went in to the daughter of Machir the father of Gilead, whom he married when he was threescore years old; and she bare him Segub. و زاباد اَفلال را آورد و اَفلال عوبيد را آورد. bible_en_fa And Segub begat Jair, who had three and twenty cities in the land of Gilead. و عوبيد ييهُو را آورد، ييهُوعَزَريا را آورد. bible_en_fa And he took Geshur, and Aram, with the towns of Jair, from them, with Kenath, and the towns thereof, even threescore cities. All these belonged to the sons of Machir the father of Gilead. و عَزَريا حالَص را آورد و حالص اَلعاسَه را آورد. bible_en_fa And after that Hezron was dead in Caleb-ephratah, then Abiah Hezron's wife bare him Ashur the father of Tekoa. و اَلعاسَه سَسماي را آورد و سَسماي شَلُّوُم را آورد. bible_en_fa And the sons of Jerahmeel the firstborn of Hezron were, Ram the firstborn, and Bunah, and Oren, and Ozem, and Ahijah. و شَلوم يقَميا را آورد و يقَميا اَلِيشَمَع را آورد. bible_en_fa Jerahmeel had also another wife, whose name was Atarah; she was the mother of Onam. و بني کاليب برادر يرحَمئيل نخست زاده اش ميشاع که پدر زِيف باشد و بني ماريشَه که پدرحَبرُون باشد بودند. bible_en_fa And the sons of Ram the firstborn of Jerahmeel were, Maaz, and Jamin, and Eker. و پسران حَبرُون: قُورَح و تَفُّوح و راقَم و شامَع. bible_en_fa And the sons of Onam were, Shammai, and Jada. And the sons of Shammai; Nadab, and Abishur. و شامَع راحَم پدر يرقَعام راآورد و راقَم شَمّاي را آورد. bible_en_fa And the name of the wife of Abishur was Abihail, and she bare him Ahban, and Molid. و پسر شَمّاي ماعئون و ماعون پدر بَيت صُور بود. bible_en_fa And the sons of Nadab; Seled, and Appaim: but Seled died without children. عِيفَه مُتعه کاليب حاران و موصا و جازيز را زاييد و حاران جازيز را آورد. bible_en_fa And the sons of Appaim; Ishi. And the sons of Ishi; Sheshan. And the children of Sheshan; Ahlai. وپسران يهداي راجَم و يوتام و جيشان و فالَت و عِيفَه و شاعَف. bible_en_fa And the sons of Jada the brother of Shammai; Jether and Jonathan: and Jether died without children. و مَعکه مُتعه کاليب، شابَرو تِرحَنه را زاييد. bible_en_fa And the sons of Jonathan; Peleth, and Zaza. These were the sons of Jerahmeel. و او نيز شاعَف، پدر مَدمَنَه و شوا، پدر مَکبينا پدر جِبعا را زاييد؛ و دختر کاليب عَکسَه بود. bible_en_fa Now Sheshan had no sons, but daughters. And Sheshan had a servant, an Egyptian, whose name was Jarha. و پسران کاليب بن حُور نخست زاده اَفراته اينانند: شُوبال پدر قربه يعاريم، bible_en_fa And Sheshan gave his daughter to Jarha his servant to wife; and she bare him Attai. و سَلما پدر بيت لحم و حاريف پدر بيت جادَر. bible_en_fa And Attai begat Nathan, and Nathan begat Zabad, و پسران شوبال پدر قريه يعاريم اينانند: هَرُواه و نصف مَنُوحُوت. bible_en_fa And Zabad begat Ephlal, and Ephlal begat Obed, و قبايل قريه يعاريم اينانند: يترِيان و فُوتيان و شُوماتيان و مِشراعيان که از ايشان صارعاتيان و اِشطاوُليان پيدا شدند. bible_en_fa And Obed begat Jehu, and Jehu begat Azariah, وبني سَلما بيت لحم و نطوفاتيان و عَطروت بيت يوآب و نصف مانَحتيان و صُرعيان بودند.و قبايل کاتباني که در يعبيص ساکن بودند، تِرعاتيان و شِمعاتيان و سُوکاتيان بودند. اينان قينيان اند که از حَمَّت پدرِبَيت ريکاب بيرون آمدند. bible_en_fa And Azariah begat Helez, and Helez begat Eleasah, و قبايل کاتباني که در يعبيص ساکن بودند، تِرعاتيان و شِمعاتيان و سُوکاتيان بودند. اينان قينيان اند که از حَمَّت پدرِبَيت ريکاب بيرون آمدند. bible_en_fa And Eleasah begat Sisamai, and Sisamai begat Shallum, و پسران داود که براي او در حَبرُون زاييده شدند، اينانند: نخست زاده اش اَمنون از اَخينُوعِم يزرَعِيليه؛ و دومين دانيال از اَبِيجايلِ کَرمَلِيه؛ bible_en_fa And Shallum begat Jekamiah, and Jekamiah begat Elishama. و سومين ابشالوم پسر مَعکَه دختر تَلماي پادشاه جَشور؛ و چهارمين اُدُونيا پسر حَجّيت. bible_en_fa Now the sons of Caleb the brother of Jerahmeel were, Mesha his firstborn, which was the father of Ziph; and the sons of Mareshah the father of Hebron. و پنجمين شَفَطيا از اَبيطال و ششمين يتَرعام از زن او عجلَه. bible_en_fa And the sons of Hebron; Korah, and Tappuah, and Rekem, and Shema. اين شش براي او در حَبرون زاييده شدند که در آنجا هفت سال و شش ماه سلطنت نمود و در اورشليم سي سه سال سلطنت کرد. bible_en_fa And Shema begat Raham, the father of Jorkoam: and Rekem begat Shammai. و اينها براي وي در اورشليم زاييده شدند: شِمعي و شوباب و ناتان و سُليمان. اين چهار از بَتشُوع دخترعَمّيئيل بودند. bible_en_fa And the son of Shammai was Maon: and Maon was the father of Beth-zur. ويبِحار و اَليشامَع و اَليفالَط. bible_en_fa And Ephah, Caleb's concubine, bare Haran, and Moza, and Gazez: and Haran begat Gazez. و نُوجَه و نافَج و يافيع. bible_en_fa And the sons of Jahdai; Regem, and Jotham, and Geshan, and Pelet, and Ephah, and Shaaph. و اَلِشَمَع و اَلياداع و اَلِيفَلَط که نه نفر باشند. bible_en_fa Maachah, Caleb's concubine, bare Sheber, and Tirhanah. همه اينها پسران داود بودند سواي پسران مُتعه ها. و خواهر ايشان تامار بود. bible_en_fa She bare also Shaaph the father of Madmannah, Sheva the father of Machbenah, and the father of Gibea: and the daughter of Caleb was Achsah. و پسرسُليمان، رَحَبعام و پسر او ابّيا و پسر او آسا و پسر اويهُوشافاط. bible_en_fa These were the sons of Caleb the son of Hur, the firstborn of Ephratah; Shobal the father of Kirjath-jearim, و پسر او يورام و پسر او اَخَزيا و پسر او يوآش. bible_en_fa Salma the father of Bethlehem, Hareph the father of Beth-gader. و پسر او اَمَصيا و پسر او عَزَريا وپسر او يوتام. bible_en_fa And Shobal the father of Kirjath-jearim had sons; Haroeh, and half of the Manahethites. و پسر او آحاز و پسر او حِزقيا و پسر او مَنَّسي. bible_en_fa And the families of Kirjath-jearim; the Ithrites, and the Puhites, and the Shumathites, and the Mishraites; of them came the Zareathites, and the Eshtaulites. و پسر او آمون و پسر او يوشيا. bible_en_fa The sons of Salma; Bethlehem, and the Netophathites, Ataroth, the house of Joab, and half of the Manahethites, the Zorites. و پسران يوشيا نخست زاده اش يوحانان و دومين يهُوياقيم و سومين صِدقَيا و چهارمين شَلّوم. bible_en_fa And the families of the scribes which dwelt at Jabez; the Tirathites, the Shimeathites, and Suchathites. These are the Kenites that came of Hemath, the father of the house of Rechab. و پسران يهُوياقيم پسر او يکُنيا و پسر او صِدقَيا. bible_en_fa Now these were the sons of David, which were born unto him in Hebron; the firstborn Amnon, of Ahinoam the Jezreelitess; the second Daniel, of Abigail the Carmelitess: و پسران يکُنيا اَشّير و پسر او شأَلِتيئيل. bible_en_fa The third, Absalom the son of Maachah the daughter of Talmai king of Geshur: the fourth, Adonijah the son of Haggith: و مَلکيرام و فَدايا و شَنأَصَّر و يقَميا و هوشاماع و نَدَبيا. bible_en_fa The fifth, Shephatiah of Abital: the sixth, Ithream by Eglah his wife. و پسران فَدايا زَرُبّابِل و شِمعي و پسران زَرُبّابِل مَشُلاّم وحَنَنيا و خواهرايشان شَلُوميت بود. bible_en_fa These six were born unto him in Hebron; and there he reigned seven years and six months: and in Jerusalem he reigned thirty and three years. و حَشُوبَه و اُوهَل و بَرَخِيا و حَسَديا و يوشَب حَسَد که پنج نفر باشند. bible_en_fa And these were born unto him in Jerusalem; Shimea, and Shobab, and Nathan, and Solomon, four, of Bath-shua the daughter of Ammiel: و پسران حَنَنيا فَلَطيا و اِشعيا، بني رفايا و بني اَرنان و بني عُوبَديا و بني شَکُنيا. bible_en_fa Ibhar also, and Elishama, and Eliphelet, و شَکُنيا شَمَعيا و پسران شَمَعيا، حَطّوش و يبحآل و باريح و نَعَريا و شافاط که شش باشند. bible_en_fa And Nogah, and Nepheg, and Japhia, و پسران نَعَريا اَليوعيناي و حِزقيا و عَزريقام که سه باشند.و بني اَليوعيناي هُودايا و اَلياشيب و فَلايا و عَقُّوب و يوحانان و دَلاياع و عَناني که هفت باشند. bible_en_fa And Elishama, and Eliada, and Eliphelet, nine. و بني اَليوعيناي هُودايا و اَلياشيب و فَلايا و عَقُّوب و يوحانان و دَلاياع و عَناني که هفت باشند. bible_en_fa These were all the sons of David, beside the sons of the concubines, and Tamar their sister. بني يهودا: فارَص و حَصرُون و کَرمي و حور و شوبال. bible_en_fa And Solomon's son was Rehoboam, Abia his son, Asa his son, Jehoshaphat his son, و رَآيا ابن شوبال يحَت را آورد و يحَت اَخُوماي و لاهَد را آورد. اينانند قبايل صَرعاتيان. bible_en_fa Joram his son, Ahaziah his son, Joash his son, و اينان پسران پدر عيطام اند: يزرَعيل و يشما و يدباش و اسم خواهر ايشان هَصلَلفُوني بود. bible_en_fa Amaziah his son, Azariah his son, Jotham his son, فَنُوئيل پدر جَدُور و عازَر پدر خُوشَه اينها پسران حور نخست زاده اَفراته پدر بيت لحم بودند. bible_en_fa Ahaz his son, Hezekiah his son, Manasseh his son, و اَشحُور پدر تَقّوع دو زن داشت: حَلا و نَعرَه. bible_en_fa Amon his son, Josiah his son. و نَعرَه، اَخُزّام و حافَر و تَيماني و اَخَشطاري را براي او زاييد؛ اينان پسران نَعرَه اند. bible_en_fa And the sons of Josiah were, the firstborn Johanan, the second Jehoiakim, the third Zedekiah, the fourth Shallum. و پسران حَلا: صَرَت و صُوحَر و اَتنان. bible_en_fa And the sons of Jehoiakim: Jeconiah his son, Zedekiah his son. و قُوس عانوب و صُوبِيبَه و قبايل اَخَرحيل بن هارُم را آورد. bible_en_fa And the sons of Jeconiah; Assir, Salathiel his son, و يعبِيص از برادران خود شريف تر بود و مادرش او را يعبِيص نام نهاد و گفت:« از اين جهت که او را با حُزن زاييدم.» bible_en_fa Malchiram also, and Pedaiah, and Shenazar, Jecamiah, Hoshama, and Nedabiah. و يبِيص از خداي اسرائيل استدعا نموده گفت:« کاش که مرا برکت مي دادي و حدود مرا وسيع ميگردانيدي و دست تو با من مي بود و مرا از بلا نگاه مي داشتي تا محزون نشوم.» و خدا آنچه را که خواست به او بخشيد. bible_en_fa And the sons of Pedaiah were, Zerubbabel, and Shimei: and the sons of Zerubbabel; Meshullam, and Hananiah, and Shelomith their sister: وکَلوب برادر شُوحَه مَحِير را که پدر اَشتون باشد آورد. bible_en_fa And Hashubah, and Ohel, and Berechiah, and Hasadiah, Jushab-hesed, five. و اَشتون بيت رافا و فاسيح تَحِنّه پدر عِير ناحاش را آورد. اينان اهل ريقَه مي باشد. bible_en_fa And the sons of Hananiah; Pelatiah, and Jesaiah: the sons of Rephaiah, the sons of Arnan, the sons of Obadiah, the sons of Shechaniah. و پسران قَناز و عُتنِيئِيل و سَرايا بودند؛ و پسر عُتنيئيل حَتَات. bible_en_fa And the sons of Shechaniah; Shemaiah; and the sons of Shemaiah; Hattush, and Igeal, and Bariah, and Neariah, and Shaphat, six. و مَعُونُوتاي عُفرَه را آورد و سَرايا، يوآب پدرجيحَراشيم را آورد، زيرا که صنعتگر بودند. bible_en_fa And the sons of Neariah; Elioenai, and Hezekiah, and Azrikam, three. و پسران کاليب بن يفُنَّه، عيرُو و اِيلَه و ناعَم بودند؛ و پسر اِيلَه قَناز بود. bible_en_fa And the sons of Elioenai were, Hodaiah, and Eliashib, and Pelaiah, and Akkub, and Johanan, and Dalaiah, and Anani, seven. و پسران يهلَلئيل، زيف و زيفَه و تِيريا و اَسَرئيل. bible_en_fa The sons of Judah; Pharez, Hezron, and Carmi, and Hur, and Shobal. و پسران عَزرَه يتَر و مَرَد و عافَر و يالون(و زنِ مَرَد) مريم و شَماي و يشبَح پدر اَشتَمُوع را زاييد. bible_en_fa And Reaiah the son of Shobal begat Jahath; and Jahath begat Ahumai and Lahad. These are the families of the Zorathites. و زن يهوديه او يارَد، پدر جَدُور، و جابَر پدر سُوکُو و يقوتيئيل پدر زانوح را زاييد. اما آنان پسران بِتيه دختر فرعون که مَرَد او را به زني گرفته بود مي باشند. bible_en_fa And these were of the father of Etam; Jezreel, and Ishma, and Idbash: and the name of their sister was Hazelelponi: و پسران زن يهوديه او که خواهر نَحَم بود پدر قَعيلَه جَرمي و اَشتَمُوع مَعکاتي بودند. bible_en_fa And Penuel the father of Gedor and Ezer the father of Hushah. These are the sons of Hur, the firstborn of Ephratah, the father of Bethlehem. وپسران شيمون: اَمنون وَرِنَّه و بِنحانان وتيلون و پسران يشعِي زُنزُوحيت. bible_en_fa And Ashur the father of Tekoa had two wives, Helah and Naarah. و بني شيلَه بن يهودا، عير پدر ليکَه، و لَعدَه پدر مَريشَه و قبايل خاندان عاملان کتان نازک از خانواده اَشبيع بودند. bible_en_fa And Naarah bare him Ahuzam, and Hepher, and Temeni, and Haahashtari. These were the sons of Naarah. و يوقيم و اهل کُوزِيبا و يوآش و ساراف که در موآب مِلک داشتند، و يشُوبي لَحمَ؛ و اين وقايع قديم است. bible_en_fa And the sons of Helah were, Zereth, and Jezoar, and Ethnan. و اينان کوزه گر بودند با ساکنان نتاعيم و جَديره که در آنجاها نزد پادشاه به جهت کار او سکونت داشتند. bible_en_fa And Coz begat Anub, and Zobebah, and the families of Aharhel the son of Harum. پسران شَمعون: نمُوئيل و يامين و ياريب و زارَح و شاؤل. bible_en_fa And Jabez was more honourable than his brethren: and his mother called his name Jabez, saying, Because I bare him with sorrow. و پسرش شَلّوُم و پسرش مِبسام و پسرش مِشماع. bible_en_fa And Jabez called on the God of Israel, saying, Oh that thou wouldest bless me indeed, and enlarge my coast, and that thine hand might be with me, and that thou wouldest keep me from evil, that it may not grieve me! And God granted him that which he requested. و بني مِشماع پسرش حموُئيل و پسرش زَکُّور و پسران شِمعي. bible_en_fa And Chelub the brother of Shuah begat Mehir, which was the father of Eshton. و شِمعي را شانزده پسر و شش دختر بود ولکن برادرانش را پسران بسيار نبود و همه قبايل ايشان مثل بني يهودا زياد نشدند. bible_en_fa And Eshton begat Beth-rapha, and Paseah, and Tehinnah the father of Ir-nahash. These are the men of Rechah. و ايشان در بئرشَبَع و مُولادَه و حَصَر شُوآل، bible_en_fa And the sons of Kenaz; Othniel, and Seraiah: and the sons of Othniel; Hathath. و در بِلهَه و عاصَم و تولاد، bible_en_fa And Meonothai begat Ophrah: and Seraiah begat Joab, the father of the valley of Charashim; for they were craftsmen. و در بَتوئيل و حَرمُه و صِقلَغ bible_en_fa And the sons of Caleb the son of Jephunneh; Iru, Elah, and Naam: and the sons of Elah, even Kenaz. و دربيت مرکَبوت و حَصرسُوسيم و بيت بِرئِي و شَعَرايم ساکن بودند. اينها شهرهاي ايشان تا زمان سلطنت داود بود. bible_en_fa And the sons of Jehaleleel; Ziph, and Ziphah, Tiria, and Asareel. و قريه هاي ايشان عيطام عين و رِمُّون و تُوکَن و عاشان، يعني پنج قريه بود، bible_en_fa And the sons of Ezra were, Jether, and Mered, and Epher, and Jalon: and she bare Miriam, and Shammai, and Ishbah the father of Eshtemoa. و جميع قريه هاي ايشان که در پيرامون آن شهرها تابَعل بود. پس مسکنهاي ايشان اين است و نسب نامه هاي خود را داشتند. bible_en_fa And his wife Jehudiajah bare Jered the father of Gedor, and Heber the father of Socho, and Jekuthiel the father of Zanoah. And these are the sons of Bithiah the daughter of Pharoah, which Mered took. و مَشوبات و يمليک و يوشَه بن اَمصيا، bible_en_fa And the sons of his wife Hodiah the sister of Naham, the father of Keilah the Garmite, and Eshtemoa the Maachathite. يوئيل و ييهُو ابن يوشِبيا ابن سَرايا ابن عَسِيئيل، bible_en_fa And the sons of Shimon were, Amnon, and Rinnah, Ben-hanan, and Tilon. And the sons of Ishi were, Zoheth, and Ben-zoheth. و اَليوعيناي و يعکوبَه و يشوحايا وعَسايا و عِديئيل و يسيميئيل و بنايا، bible_en_fa The sons of Shelah the son of Judah were, Er the father of Lecah, and Laadah the father of Mareshah, and the families of the house of them that wrought fine linen, of the house of Ashbea, و زيزا ابن شِفعِي ابن اِلّوُن بن يدايا ابن شِمري ابن شَمَعيا، bible_en_fa And Jokim, and the men of Chozeba, and Joash, and Saraph, who had the dominion in Moab, and Jashubi-lehem. And these are ancient things. ايناني که اسم ايشان مذکور شد، در قبايل خود رؤسا بودند و خانه هاي آباي ايشان بسيار زياد شد. bible_en_fa These were the potters, and those that dwelt among plants and hedges: there they dwelt with the king for his work. و به مدخل جَدُورتا طرف شرقي وادي رفتند تا براي گله هاي خويش چراگاه بجويند. bible_en_fa The sons of Simeon were, Nemuel, and Jamin, Jarib, Zerah, and Shaul: پس برومند نيکو يافتند و آن زمين وسيع و آرام و امين بود، زيرا که آلِ حام در زمان قديم در آنجا ساکن بودند. bible_en_fa Shallum his son, Mibsam his son, Mishma his son. و ايناني که اسم ايشان مذکور شد، در ايام حِزقيا پادشاه يهودا آمدند و خيمه هاي ايشان و معونيان را که در آنجا يافت شدند، شکست دادند و ايشان را تا به امروز تباه ساخته، در جاي ايشان ساکن شده اند زيرا که مرتع براي گله هاي ايشان در انجا بود. bible_en_fa And the sons of Mishma; Hamuel his son, Zachur his son, Shimei his son. و بعضي از ايشان، يعني پانصد نفر از بني شَمعُون به کوه سَعير رفتند؛ و فَلطِيا و نَعرِيا و رَفايا و عُرِّيئيل پسران يشيع رؤساي ايشان بودند.و بقيه عَمالَقَه را که فرار کرده بودند، شکست داده، تا امروز در آنجا ساکن شده اند. bible_en_fa And Shimei had sixteen sons and six daughters; but his brethren had not many children, neither did all their family multiply, like to the children of Judah. و بقيه عَمالَقَه را که فرار کرده بودند، شکست داده، تا امروز در آنجا ساکن شده اند. bible_en_fa And they dwelt at Beer-sheba, and Moladah, and Hazar-shual, و پسران رؤبين نخست زاده اسرائيل اينانند: (زيرا که او نخست زاده بود و اما به سبب بي عصمت ساختن بستر پدرخويش، حق نخست زادگي او به پسران يوسف بن اسرائيل داده شد. از اين جهت نسب نامه او بر حسب نخست زادگي ثبت نشده بود. bible_en_fa And at Bilhah, and at Ezem, and at Tolad, زيرا يهُودا بر برادران خود برتري يافت و پادشاه از او بود؛ اما نخست زادگي از آن يوسف بود). bible_en_fa And at Bethuel, and at Hormah, and at Ziklag, پس پسران رؤبين نخست زاده اسرائيل: حَنوک و فَلُّو و حَصرون و کَرمي. bible_en_fa And at Beth-marcaboth, and Hazar-susim, and at Beth-birei, and at Shaaraim. These were their cities unto the reign of David. و پسران يوئيل: پسرش شَمَعيا و پسرش جوج و پسرش شِمعِي؛ bible_en_fa And their villages were, Etam, and Ain, Rimmon, and Tochen, and Ashan, five cities: و پسرش ميکا و پسرش رَآيا و پسرش بَعل؛ bible_en_fa And all their villages that were round about the same cities, unto Baal. These were their habitations, and their genealogy. و پسرش بَئيرَه که تِلغَت فِلناسَر پادشاه اَشُّور او را به اسيري بُرد و او رئيس رؤبينيان بود. bible_en_fa And Meshobab, and Jamlech, and Joshah the son of Amaziah, و برادرانش بر حسب قبايل ايشان وقتي که نسب نامه مواليد ايشان ثبت گرديد، مقدم ايشان يعِيئيل بود و زَکريا، bible_en_fa And Joel, and Jehu the son of Josibiah, the son of Seraiah, the son of Asiel, و بالع بن عَزاز بن شامع بن يوئيل که در عَرُوعير تانَبُو و بَعل مَعُون ساکن بود، bible_en_fa And Elioenai, and Jaakobah, and Jeshohaiah, and Asaiah, and Adiel, and Jesimiel, and Benaiah, و به طرف مشرق تا مدخل بيابان از نهر فرات سکنا گرفت، زيرا که مواشي ايشان در زمين جِلعاد زياده شد. bible_en_fa And Ziza the son of Shiphi, the son of Allon, the son of Jedaiah, the son of Shimri, the son of Shemaiah; و در ايام شاؤل ايشان با حاجريان جنگ کردند و آنها به دست ايشان افتادند و در خيمه هاي آنها در تمامي اطراف شرقي جِلعاد ساکن شدند. bible_en_fa These mentioned by their names were princes in their families: and the house of their fathers increased greatly. و بني جاد در مقابل ايشان در زمين باشان تا سَلخَه ساکن بودند. bible_en_fa And they went to the entrance of Gedor, even unto the east side of the valley, to seek pasture for their flocks. و مقدّم ايشان يوئيل بود و دومين شافام و يعناي و شافاط در باشان(ساکن بود). bible_en_fa And they found fat pasture and good, and the land was wide, and quiet, and peaceable; for they of Ham had dwelt there of old. و برادران ايشان بر حسب خانه هاي آباي ايشان، ميکائيل و مَشُلام و شَبَع و يوراي و يعکان و زِيع و عابَر که هفت نفر باشند. bible_en_fa And these written by name came in the days of Hezekiah king of Judah, and smote their tents, and the habitations that were found there, and destroyed them utterly unto this day, and dwelt in their rooms: because there was pasture there for their flocks. اينانند پسران اَبيحايل بن حوري ابن ياروح بن جِلعاد بن ميکائيل بن يشيشاي بن يحدُو ابن بوز. bible_en_fa And some of them, even of the sons of Simeon, five hundred men, went to mount Seir, having for their captains Pelatiah, and Neariah, and Rephaiah, and Uzziel, the sons of Ishi. اَخي ابن عَبديئيل بن جوني رئيس خاندان آباي ايشان. bible_en_fa And they smote the rest of the Amalekites that were escaped, and dwelt there unto this day. و ايشان در جِلعادِ باشان و قريه هايش و در تمامي نواحي شارون تا حدود آنها ساکن بودند. bible_en_fa Now the sons of Reuben the firstborn of Israel, (for he was the firstborn; but, forasmuch as he defiled his father's bed, his birthright was given unto the sons of Joseph the son of Israel: and the genealogy is not to be reckoned after the birthright. نسب نامه جميع اينها در ايام يوتام پادشاه يهودا و در ايام يرُبعام پادشاه اسرائيل ثبت گرديد. bible_en_fa For Judah prevailed above his brethren, and of him came the chief ruler; but the birthright was Joseph's:) از بني رؤبين و جاديان و نصف سبط مَنَّسي شجاعان و مرداني که سپر شمشير برمي داشتند و تيراندازان و جنگ آزمودگان که به جنگ بيرون مي رفتند، چهل و هزار و هفت صد و شصت نفر بودند. bible_en_fa The sons, I say, of Reuben the firstborn of Israel were, Hannoch, and Pallu, Hezron, and Carmi. و ايشان با حاجريان و يطُور و نافيش و نوداب مقاتله نمودند. bible_en_fa The sons of Joel; Shemaiah his son, Gog his son, Shimei his son, و بر ايشان نصرت يافتند و حاجريان و جميع رفقاي آنها به دست ايشان تسليم شدند زيرا که در حين جنگ نزد خدا استغاثه نمودند و او ايشان را چونکه بر او توکل نمودند، اجابت فرمود. bible_en_fa Micah his son, Reaia his son, Baal his son, پس از مواشي ايشان، پنجاه هزار شتر و دويست و پنجاه هزار گوسفند و دو هزار الاغ و صد هزار مرد به تاراج بردند. bible_en_fa Beerah his son, whom Tilgath-pilneser king of Assyria carried away captive: he was prince of the Reubenites. زيرا چونکه جنگ از جانب خدا بود، بسياري مقتول گرديدند. پس ايشان به جاي آنها تا زمان اسيري ساکن شدند. bible_en_fa And his brethren by their families, when the genealogy of their generations was reckoned, were the chief, Jeiel, and Zechariah, و پسران نصف سبط مَنَّسي در آن زمين ساکن شده، از باشان تا بَعل حَرمون و سَنير و جَبَل حَرمون زياد شدند. bible_en_fa And Bela the son of Azaz, the son of Shema, the son of Joel, who dwelt in Aroer, even unto Nebo and Baal-meon: و اينانند رؤساي خاندان آباي ايشان عافَر و يشعِي و اَليئيل وعَزريئيل و اِرميا و هُودَويا يحدييئل که مردان تنومند شجاع و ناموران و رؤساي خاندان آباي ايشان بودند. bible_en_fa And eastward he inhabited unto the entering in of the wilderness from the river Euphrates: because their cattle were multiplied in the land of Gilead. اما به خداي پدران خود خيانت ورزيده، در پي خدايان قومهاي آن زمين که خدا آنها را به حضور ايشان هلاک کرده بود، زنا کردند.پس خداي اسرائيل روح فُول پادشاه اَشُّور و روح تِلغَت فِلناسَر پادشاه اَشُّور را برانگيخت که رؤبينيان و جاديان و نصف سبط مَنَّسي را اسير کرده، ايشان را به حَلَح و خابور و هارا و نهر جوزان تا امروز بُرد. bible_en_fa And in the days of Saul they made war with the Hagarites, who fell by their hand: and they dwelt in their tents throughout all the east land of Gilead. پس خداي اسرائيل روح فُول پادشاه اَشُّور و روح تِلغَت فِلناسَر پادشاه اَشُّور را برانگيخت که رؤبينيان و جاديان و نصف سبط مَنَّسي را اسير کرده، ايشان را به حَلَح و خابور و هارا و نهر جوزان تا امروز بُرد. bible_en_fa And the children of Gad dwelt over against them, in the land of Bashan unto Salchah: بني لاوي: جَرشون و قَهات و مَراري. bible_en_fa Joel the chief, and Shapham the next, and Jaanai, and Shaphat in Bashan. بني قَهات: عَمرام و يصهار و حَبرون و عُزّيئيل. bible_en_fa And their brethren of the house of their fathers were, Michael, and Meshullam, and Sheba, and Jorai, and Jachan, and Zia, and Heber, seven. وبني عَمرام: هارون و موسي و مريم. و بني هارون: ناداب و اَبِيهُو و اَليعازار و ايتامار. bible_en_fa These are the children of Abihail the son of Huri, the son of Jaroah, the son of Gilead, the son of Michael, the son of Jeshishai, the son of Jahdo, the son of Buz; و اَليعازار فينَحاس را آورد و فينَحاس ابيشوع را آورد. bible_en_fa Ahi the son of Abdiel, the son of Guni, chief of the house of their fathers. و ابيشوع بُقِّي را آورد و بُقِّي عُزّي را آورد. bible_en_fa And they dwelt in Gilead in Bashan, and in her towns, and in all the suburbs of Sharon, upon their borders. و عُزّي زَرَحيا را آورد و زَرَحيا مَرايوت را آورد. bible_en_fa All these were reckoned by genealogies in the days of Jotham king of Judah, and in the days of Jeroboam king of Israel. ومَرايوت اَمَريا را آورد و اَمَريا اخيطوب را آورد. bible_en_fa The sons of Reuben, and the Gadites, and half the tribe of Manasseh, of valiant men, men able to bear buckler and sword, and to shoot with bow, and skilful in war, were four and forty thousand seven hundred and threescore, that went out to the war. و اخيطوب صادوق را آورد و صادوق اَخِيمَعص را آورد. bible_en_fa And they made war with the Hagarites, with Jetur, and Nephish, and Nodab. واَخِيمَعص عَزَريا را آورد و عَزَريا يوحانان را آورد. bible_en_fa And they were helped against them, and the Hagarites were delivered into their hand, and all that were with them: for they cried to God in the battle, and he was intreated of them; because they put their trust in him. و يوحانان عَزَريا را آورد و او در خانه اي که سليمان در اورشليم بنا کرد، کاهن بود. bible_en_fa And they took away their cattle; of their camels fifty thousand, and of sheep two hundred and fifty thousand, and of asses two thousand, and of men an hundred thousand. و عَزَريا اَمَريا را آورد و اَمَريا اخيطوب را آورد. bible_en_fa For there fell down many slain, because the war was of God. And they dwelt in their steads until the captivity. و اَخيطوب صادوق را آورد و صادوق شَلّوم را آورد. bible_en_fa And the children of the half tribe of Manasseh dwelt in the land: they increased from Bashan unto Baal-hermon and Senir, and unto mount Hermon. و شَلّوم حِلقيا را آورد و حِلقّيا عَزَريا را آورد bible_en_fa And these were the heads of the house of their fathers, even Epher, and Ishi, and Eliel, and Azriel, and Jeremiah, and Hodaviah, and Jahdiel, mighty men of valour, famous men, and heads of the house of their fathers. و عَزَريا سَرايا را آورد و سرايا يهُوصاداق را آورد. bible_en_fa And they transgressed against the God of their fathers, and went a whoring after the gods of the people of the land, whom God destroyed before them. و يهُوصاداق به اسيري رفت هنگامي که خداوند يهودا و اورشليم را به دست نَبُوکَدنَصَّر اسير ساخت. bible_en_fa And the God of Israel stirred up the spirit of Pul king of Assyria, and the spirit of Tilgath-pilneser king of Assyria, and he carried them away, even the Reubenites, and the Gadites, and the half tribe of Manasseh, and brought them unto Halah, and Habor, and Hara, and to the river Gozan, unto this day. پسران لاوي: جرشوم و قَهات و مَراري. bible_en_fa The sons of Levi; Gershon, Kohath, and Merari. و اينها است اسمهاي پسران جَرشُوم: لِبنِي و شِمعي. bible_en_fa And the sons of Kohath; Amram, Izhar, and Hebron, and Uzziel. و پسران قَهات: عَمرام و يصهار و حبرون و عُزّيئيل. bible_en_fa And the children of Amram; Aaron, and Moses, and Miriam. The sons also of Aaron; Nadab, and Abihu, Eleazar, and Ithamar. و پسران مَراري: مَحلي و موشي پس اينها قبايل لاويان بر حسب اجداد ايشان است. bible_en_fa Eleazar begat Phinehas, Phinehas begat Abishua, از جَرشُوم پسرش لِبنِي، پسرش يحَت، پسرش زِمَّه. bible_en_fa And Abishua begat Bukki, and Bukki begat Uzzi, پسرش يوآخ پسرش عِدُّو پسرش زارَح پسرش ياتراي. bible_en_fa And Uzzi begat Zerahiah, and Zerahiah begat Meraioth, پسران قَهات، پسرش عَمِّيناداب پسرش قُورَح پسرش اَسّير. bible_en_fa Meraioth begat Amariah, and Amariah begat Ahitub, پسرش اَلقانَه پسرش اَبيآ ساف پسرش اَسّير. bible_en_fa And Ahitub begat Zadok, and Zadok begat Ahimaaz, پسرش تَحَت پسرش اُوريئيل پسرش عُزّيا، پسرش شاؤل. bible_en_fa And Ahimaaz begat Azariah, and Azariah begat Johanan, و پسران اَلقانَه عماساي و اَخيمُوت. bible_en_fa And Johanan begat Azariah, (he it is that executed the priest's office in the temple that Solomon built in Jerusalem:) و امّا اَلقانَه. پسران اَلقانَه پسرش صوفاي پسرش نَحَت. bible_en_fa And Azariah begat Amariah, and Amariah begat Ahitub, پسرش اَلِيآب پسرش يرُوحام پسرش اَلقانَه. bible_en_fa And Ahitub begat Zadok, and Zadok begat Shallum, و پسران سموئيل نخست زاده اش وَشنِي و دومش اَبِيا. bible_en_fa And Shallum begat Hilkiah, and Hilkiah begat Azariah, پسران مَراري مَحلي و پسرش لِبنِي پسرش شِمعي پسرش عُزَّه. bible_en_fa And Azariah begat Seraiah, and Seraiah begat Jehozadak, پسرش شِمعِي پسرش هَجيا پسرش عَسايا. bible_en_fa And Jehozadak went into captivity, when the LORD carried away Judah and Jerusalem by the hand of Nebuchadnezzar. و اينانند که داود ايشان را بر خدمت سرود در خانه خداوند تعيين نمود بعد از آنکه تابوت مستقر شد. bible_en_fa The sons of Levi; Gershom, Kohath, and Merari. و ايشان پيش مسکن خيمه اجتماع مشغول سراييدن مي شدند تا حيني که سليمان خانه خداوند را در اورشليم بنا کرد. پس بر حسب قانون خويش بر خدمت خود مواظب شدند. bible_en_fa And these be the names of the sons of Gershom; Libni, and Shimei. پس آنهايي که با پسران خود معين شدند، اينانند: از بني قَهاتيان هِمانِ مغنّي ابن يوئيل بن سموئيل. bible_en_fa And the sons of Kohath were, Amram, and Izhar, and Hebron, and Uzziel. بن اَلقانَه بن يرُوحام بن اَليئيل بن نُوح، bible_en_fa The sons of Merari; Mahli, and Mushi. And these are the families of the Levites according to their fathers. ابن صوف بن اَلقانَه بن مَهت بن عماساي، bible_en_fa Of Gershom; Libni his son, Jahath his son, Zimmah his son, ابن اَلقانَه بن يوئيل بن عَزَرياء بن صَفَنيا، bible_en_fa Joah his son, Iddo his son, Zerah his son, Jeaterai his son. ابن تَحَت بن اَسّير بن اَبيآ ساف بن قُورح، bible_en_fa The sons of Kohath; Amminadab his son, Korah his son, Assir his son, ابن يصهار بن قَهات بن لاوي بن اسرائيل. bible_en_fa Elkanah his son, and Ebiasaph his son, and Assir his son, و برادرش آساف که به دست راست وي مي ايستاد. آساف بن بَرَکيا ابن شِمعِي، bible_en_fa Tahath his son, Uriel his son, Uzziah his son, and Shaul his son. ابن ميکائيل بن بَعسِيا ابن مَلکِيا، bible_en_fa And the sons of Elkanah; Amasai, and Ahimoth. ابن اَتنِي ابن زارَح بن عَدايا، bible_en_fa As for Elkanah: the sons of Elkanah; Zophai his son, and Nahath his son, ابن اِيتان بن زِمَّه بن شِمعِي، bible_en_fa Eliab his son, Jeroham his son, Elkanah his son. ابن يحت بن جَرشُوم بن لاوي. bible_en_fa And the sons of Samuel; the firstborn Vashni, and Abiah. و به طرف چپ برادران ايشان که پسران مَراري بودند: اِيتان بن قيشي ابن عَبدِي ابن مَلّوک، bible_en_fa The sons of Merari; Mahli, Libni his son, Shimei his son, Uzza his son, ابن حَشَبيا ابن اَمَصيا ابن حِلقِيا، bible_en_fa Shimea his son, Haggiah his son, Asaiah his son. ابن اَمصِي ابن باني ابن شامَر، bible_en_fa And these are they whom David set over the service of song in the house of the LORD, after that the ark had rest. ابن مَحلِي ابن موشي ابن مَراري ابن لاوي. bible_en_fa And they ministered before the dwelling place of the tabernacle of the congregation with singing, until Solomon had built the house of the LORD in Jerusalem: and then they waited on their office according to their order. و لاوياني که برادران ايشان بودند، به تمامي خدمت مسکن خانه خدا گماشته شدند. bible_en_fa And these are they that waited with their children. Of the sons of the Kohathites: Heman a singer, the son of Joel, the son of Shemuel, و اما هارون و پسرانش بر مذبح قرباني سوختني و بر مذبح بخور به جهت تمامي عمل قدس الاقداس قرباني مي گذرانيدند تا به جهت اسرائيل موافق هر آنچه موسي بنده خدا امر فرموده بود، کفاره نمايند. bible_en_fa The son of Elkanah, the son of Jeroham, the son of Eliel, the son of Toah, و اينانند پسران هارون: پسرش اَلعازار، پسرش فينَحاس، پسرش اَبِيشُوع. bible_en_fa The son of Zuph, the son of Elkanah, the son of Mahath, the son of Amasai, پسرش بُقي، پسرش عُزّي، پسرش زَرَحيا، bible_en_fa The son of Elkanah, the son of Joel, the son of Azariah, the son of Zephaniah, پسرش مَرايوت پسرش اَمَريا پسرش اَخيطوب، bible_en_fa The son of Tahath, the son of Assir, the son of Ebiasaph, the son of Korah, پسرش صادوق، پسرش اَخِيمَعص. bible_en_fa The son of Izhar, the son of Kohath, the son of Levi, the son of Israel. و مسکن هاي ايشان بر حسب موضع ها و حدود ايشان اينها است: از پسران هارون به جهت قبايل قَهاتيان زيرا قرعه اوّل از آنِ ايشان بود. bible_en_fa And his brother Asaph, who stood on his right hand, even Asaph the son of Berachiah, the son of Shimea, پس حَبرُون در زمين يهودا با حوالي آن به هر طرفش به ايشان داده شد. bible_en_fa The son of Michael, the son of Baaseiah, the son of Malchiah, و اما زمينهاي آن شهر دهاتش را به کاليب بن يفُنَّه دادند. bible_en_fa The son of Ethni, the son of Zerah, the son of Adaiah, به پسران هارون به جهت شهرهاي ملجا حَبرُون و لِبنَه و حوالي آن، و يتّير و اَشتَموع و حوالي آن را دادند. bible_en_fa The son of Ethan, the son of Zimmah, the son of Shimei, و حِيلين و حوالي آن را و دَبير و حوالي آن را، bible_en_fa The son of Jahath, the son of Gershom, the son of Levi. و عاشان و حوالي آن را و بيت شمس و حوالي آن را، bible_en_fa And their brethren the sons of Merari stood on the left hand: Ethan the son of Kishi, the son of Abdi, the son of Malluch, و از بسط بنيامين جَبَع و حوالي آن را و عَلَّمَت و حوالي آن را و عَناتوت و حوالي آن را. پس جميع شهرهاي ايشان بر حسب قبايل ايشان سيزده شهر بود. bible_en_fa The son of Hashabiah, the son of Amaziah, the son of Hilkiah, و به پسران قَهات که از قبايل آن سبط باقي ماندند، ده شهر از نصف سبط يعني از نصف مَنَّسي به قرعه داده شد. bible_en_fa The son of Amzi, the son of Bani, the son of Shamer, و به بني جَرشُوم بر حسب قبايل ايشان از بسط يسّاکار و از سبط اَشير و از سبط نَفتالي و از سبط مَنَّسي درباشان سيزده شهر. bible_en_fa The son of Mahli, the son of Mushi, the son of Merari, the son of Levi. و به پسران مَراري بر حسب قبايل ايشان از بسط رؤبين و از سبط جاد و از سبط زبولون دوازده شهر به قرعه داده شد. bible_en_fa Their brethren also the Levites were appointed unto all manner of service of the tabernacle of the house of God. پس بني اسرائيل اين شهرها را با حوالي آنها به لاويان دادند. bible_en_fa But Aaron and his sons offered upon the altar of the burnt offering, and on the altar of incense, and were appointed for all the work of the place most holy, and to make an atonement for Israel, according to all that Moses the servant of God had commanded. و از بسط بني يهودا و از بسط بني شَمعون و از بسط بني بنيامين اين شهرها را که اسم آنها مذکور است به قرعه دادند. bible_en_fa And these are the sons of Aaron; Eleazar his son, Phinehas his son, Abishua his son, و بعضي از قبايل بني قَهات شهرهاي حدود خود را از سبط افرايم داشتند. bible_en_fa Bukki his son, Uzzi his son, Zerahiah his son, پس شکيم را با حوالي آن در کوهستان افرام و جازَر را با حوالي آن به جهت شهرهاي ملجا به ايشان دادند. bible_en_fa Meraioth his son, Amariah his son, Ahitub his son, و يقمَعام را با حوالي آن و بيت حُورُون را با حوالي آن. bible_en_fa Zadok his son, Ahimaaz his son. و اَيلُون را با حوالي آن و جَتّ رِمُّون را با حوالي آن. bible_en_fa Now these are their dwelling places throughout their castles in their coasts, of the sons of Aaron, of the families of the Kohathites: for theirs was the lot. و از نصف سبط مَنَّسي، عانير را با حوالي آن، و بِلعام را با حوالي آن، به قبايل باقي مانده بقي قَهات دادند. bible_en_fa And they gave them Hebron in the land of Judah, and the suburbs thereof round about it. و به پسران جَرشُوم از قبايل نصف سبط مَنَّسي، جُولان را در باشان با حوالي آن و عَشتارُوت را با حوالي آن. bible_en_fa But the fields of the city, and the villages thereof, they gave to Caleb the son of Jephunneh. و از سبط يسّاکار قادِش را با حوالي آن و دَبَرَه را با حوالي آن. bible_en_fa And to the sons of Aaron they gave the cities of Judah, namely, Hebron, the city of refuge, and Libnah with her suburbs, and Jattir, and Eshtemoa, with their suburbs, و راموت را با حوالي آن و عانيم را با حوالي آن. bible_en_fa And Hilen with her suburbs, Debir with her suburbs, و از بسط اَشير مَشآل را با حوالي آن عَبدُون را با حوالي آن. bible_en_fa And Ashan with her suburbs, and Beth-shemesh with her suburbs: و حُقُوق را با حوالي آن و رَحُوب را با حوالي آن. bible_en_fa And out of the tribe of Benjamin; Geba with her suburbs, and Alemeth with her suburbs, and Anathoth with her suburbs. All their cities throughout their families were thirteen cities. و از سبط نَفتالي قادِش را در جَلِيل با حوالي آن و حَمّون را با حوالي آن و قِريتايم را با حوالي آن. bible_en_fa And unto the sons of Kohath, which were left of the family of that tribe, were cities given out of the half tribe, namely, out of the half tribe of Manasseh, by lot, ten cities. و به پسران مَراري که از لاويان باقي مانده بودند، از سبط زبولون رِمّون را با حوالي آن و تابور را با حوالي آن. bible_en_fa And to the sons of Gershom throughout their families out of the tribe of Issachar, and out of the tribe of Asher, and out of the tribe of Naphtali, and out of the tribe of Manasseh in Bashan, thirteen cities. و از آن طرف اُردُن در برابر اريحا به جانب شرقي اُردُن از سبط رؤبين، باصَر را در بيابان با حوالي آن و يهصَه را با حوالي آن. bible_en_fa Unto the sons of Merari were given by lot, throughout their families, out of the tribe of Reuben, and out of the tribe of Gad, and out of the tribe of Zebulun, twelve cities. و قديموت را با حوالي آن و مَيفَعَه را با حوالي آن. bible_en_fa And the children of Israel gave to the Levites these cities with their suburbs. و از سبط جاد راموت را در جِلعاد با حوالي آن و مَحَنايم را با حوالي آن.و حَشبون را با حوالي آن و يعزير را با حوالي آن. bible_en_fa And they gave by lot out of the tribe of the children of Judah, and out of the tribe of the children of Simeon, and out of the tribe of the children of Benjamin, these cities, which are called by their names. و حَشبون را با حوالي آن و يعزير را با حوالي آن. bible_en_fa And the residue of the families of the sons of Kohath had cities of their coasts out of the tribe of Ephraim. و اما پسران يسّاکار: تولاع و فُوَه و ياشوب و شِمرُون چهار نفر بودند. bible_en_fa And they gave unto them, of the cities of refuge, Shechem in mount Ephraim with her suburbs; they gave also Gezer with her suburbs, و پسران تولاع: عُزِّي و رفايا و يربيئيل و يحماي و يبسام و سموئيل؛ ايشان رؤساي خاندان پدر خود تولاع و مردان قوي شجاع در انساب خود بودند، و عدد ايشان در داود بيست و دو هزار و ششصد بود. bible_en_fa And Jokmeam with her suburbs, and Beth-horon with her suburbs, و پسر عُزّي، يزرَحيا و پسران يزرَحيا، ميکائيل و عُوبَديا و يوئيل و يشِيا که پنج نفر و جميع آنها رؤسا بودند. bible_en_fa And Aijalon with her suburbs, and Gath-rimmon with her suburbs: و با ايشان بر حسب انساب ايشان و خاندان آباي ايشان، فوجهاي لشکر جنگي سي و شش هزار نفر بودند، زيرا که زنان وپسران بسيار داشتند. bible_en_fa And out of the half tribe of Manasseh; Aner with her suburbs, and Bileam with her suburbs, for the family of the remnant of the sons of Kohath. و برادران ايشان از جميع قبايل يسّاکار مردان قوي شجاع هشتاد و هفت هزار نفر جميعاً در نسب نامه ثبت شدند. bible_en_fa Unto the sons of Gershom were given out of the family of the half tribe of Manasseh, Golan in Bashan with her suburbs, and Ashtaroth with her suburbs: و پسران بنيامين: بالَع و باکَر ويدِيعَئيل، سه نفر بودند. bible_en_fa And out of the tribe of Issachar; Kedesh with her suburbs, Daberath with her suburbs, و پسران بالَع: اَصبُون و عُزّي و عُزّيئيل و يريموت و عِيرِي، پنج نفر رؤساي خاندان آبا و مردان قوي شجاع که بيست ودو هزار و سي و چهار نفر از ايشان در نسب نامه ثبت گرديدند. bible_en_fa And Ramoth with her suburbs, and Anem with her suburbs: و پسران باکَر: زَمِيرَه و يوعاش و اَلِيعازار و اَليوعِيناي و عُمرِي و يريموت و اَبِيا و عَناتُوت وعَلامَت. جميع اينها پسران باکَر بودند. bible_en_fa And out of the tribe of Asher; Mashal with her suburbs, and Abdon with her suburbs, و بيست هزار ودويست نفر از ايشان بر حسب انساب ايشان، رؤساي خاندان آباي ايشان مردان قوي شجاع در نسب نامه ثبت شدند. bible_en_fa And Hukok with her suburbs, and Rehob with her suburbs: و پسر يدِيعَئيل: بِلهان و پسران بِلهان: يعِيش و بنيامين و اِيهُود و کَنَعنَه و زِيتان و تَرشِيش و اَخِيشاحَر. bible_en_fa And out of the tribe of Naphtali; Kedesh in Galilee with her suburbs, and Hammon with her suburbs, and Kirjathaim with her suburbs. جميع اينها پسران يدِيعَئيل بر حسب رؤساي آبا و مردان جنگي شجاع هفده هزار و دويست نفر بودند که در لشکر براي جنگ بيرون مي رفتند. bible_en_fa Unto the rest of the children of Merari were given out of the tribe of Zebulun. Rimmon with her suburbs, Tabor with her suburbs: و پسران عِير: شُفّيم و حُفّيم و پسر اَحِير حُوشيم. bible_en_fa And on the other side Jordan by Jericho, on the east side of Jordan, were given them out of the tribe of Reuben, Bezer in the wilderness with her suburbs, and Jahzah with her suburbs, و پسران نَفتالي: يحصيئيل و جُوني و يصَر و شَلُّوم از پسران بِلهَه بودند. bible_en_fa Kedemoth also with her suburbs, and Mephaath with her suburbs: پسران مَنَّسي اَسريئيل که زوجه اش او را زاييد، و ماکير پدر جِلعاد که مُتعه اَراميه وي او را زاييد. bible_en_fa And out of the tribe of Gad; Ramoth in Gilead with her suburbs, and Mahanaim with her suburbs, و ماکير خواهر حُفّيم و شُفّيم را که به مَعکَه مسماة بود، به زني گرفت؛ و اسم پسر دوم او صَلُفحاد بود؛ و صَلُفحاد دختران داشت. bible_en_fa And Heshbon with her suburbs, and Jazer with her suburbs. و مَعکَه زن ماکير پسري زاييده، او را فارَش نام نهاد و اسم برادرش شارَش بود و پسرانش، اُلام و راقَم بودند. bible_en_fa Now the sons of Issachar were, Tola, and Puah, Jashub, and Shimron, four. و پسر اُولام بِدان بود. اينانند پسران جِلعاد بن ماکير بن مَنَّسي. bible_en_fa And the sons of Tola; Uzzi, and Rephaiah, and Jeriel, and Jahmai, and Jibsam, and Shemuel, heads of their father's house, to wit, of Tola: they were valiant men of might in their generations; whose number was in the days of David two and twenty thousand and six hundred. و خواهر او هَمُولَکَه اِيشهُود و ابَيعَزَر و مَحلَه را زاييد. bible_en_fa And the sons of Uzzi; Izrahiah: and the sons of Izrahiah; Michael, and Obadiah, and Joel, Ishiah, five: all of them chief men. و پسران شَميداع اَخيان و شَکيم و لَقحِي و اَنيعام. bible_en_fa And with them, by their generations, after the house of their fathers, were bands of soldiers for war, six and thirty thousand men: for they had many wives and sons. و پسران افرايم شُوتالَح و پسرش بارَد و پسرش تَحَت و پسرش اَلِعادا و پسرش تَحَت. bible_en_fa And their brethren among all the families of Issachar were valiant men of might, reckoned in all by their genealogies fourscore and seven thousand. و پسرش زاباد و پسرش شُوتالَح و عازَر و اَلِعاد که مردان جَتّ که در آن زمين مولود شدند، ايشان را کشتند زيرا که براي گرفتن مواشي ايشان فرمود آمده بودند. bible_en_fa The sons of Benjamin; Bela, and Becher, and Jediael, three. و پدر ايشان افرايم به جهت ايشان روزها ي بسيار ماتم گرفت و برادرانش براي تعزيت وي آمدند. bible_en_fa And the sons of Bela; Ezbon, and Uzzi, and Uzziel, and Jerimoth, and Iri, five; heads of the house of their fathers, mighty men of valour; and were reckoned by their genealogies twenty and two thousand and thirty and four. پس نزد زن خود درآمد و او حامله شده، پسري زاييد و او را بَرِيعَه نام نهاد، از اين جهت که در خاندان او بلايي عارض شده بود. bible_en_fa And the sons of Becher; Zemira, and Joash, and Eliezer, and Elioenai, and Omri, and Jerimoth, and Abiah, and Anathoth, and Alameth. All these are the sons of Becher. و دخترش شيره بود که بيت حورون پايين و بالا را و اُزِّين شِيرَه را بنا کرد. bible_en_fa And the number of them, after their genealogy by their generations, heads of the house of the fathers, mighty men of valour, was twenty thousand and two hundred. و پسرش رافَح و راشَف، و پسرش تالَح، و پسرش تاحَن، bible_en_fa The sons also of Jediael; Bilhan: and the sons of Bilhan; Jeush, and Benjamin, and Ehud, and Chenaanah, and Zethan, and Tharshish, and Ahishahar. و پسرش لَعَدان، و پسرش عَميهُود، و پسرش اَلِيشَمَع، bible_en_fa All these the sons of Jediael, by the heads of their fathers, mighty men of valour, were seventeen thousand and two hundred soldiers, fit to go out for war and battle. و پسرش نون، و پسرش يهُوشوع، bible_en_fa Shuppim also, and Huppim, the children of Ir, and Hushim, the sons of Aher. و املاک و مسکن هاي ايشان بيت ئيل و دهات آن بود و به طرف مشرق نَعران و به طرف مغرب جازَر و دهات آن و شکيم و دهات آن تا غَزَّه و دهات آن. bible_en_fa The sons of Naphtali; Jahziel, and Guni, and Jezer, and Shallum, the sons of Bilhah. و نزد حدود بني مَنَّسي بيت شان و دهات آن و تَعناک و دهات آن و مَجِدّو و دهات آن و دُور و دهات آن که در اينها پسران يوسف بن اسرائيل ساکن بودند. bible_en_fa The sons of Manasseh; Ashriel, whom she bare: (but his concubine the Aramitess bare Machir the father of Gilead: پسران اَشِير، يمنَه و يشوَه و يشوي و بَريعه بودند، و خواهر ايشان سارَح بود. bible_en_fa And Machir took to wife the sister of Huppim and Shuppim, whose sister's name was Maachah;) and the name of the second was Zelophehad: and Zelophehad had daughters. و پسران بَريعَه، حابَر و مَلکيئيل که همان پدر بِرزاوَت باشد. bible_en_fa And Maachah the wife of Machir bare a son, and she called his name Peresh; and the name of his brother was Sheresh; and his sons were Ulam and Rakem. حابَر، يفلِيط و شومير و حُوتام و خواهر ايشان شوعا را آورد. bible_en_fa And the sons of Ulam; Bedan. These were the sons of Gilead, the son of Machir, the son of Manasseh. و پسران يفليط فاسَک و بِمهال و عَشوَت بودند. اينانند بني يفليط. bible_en_fa And his sister Hammoleketh bare Ishod, and Abiezer, and Mahalah. و پسران شامَراَخي و رُهجَه و يحُبَّه و اَرام. bible_en_fa And the sons of Shemida were, Ahian, and Shechem, and Likhi, and Aniam. و پسران هيلام برادر وي صُوفَح و يمناع و شالَش و عامال بودند. bible_en_fa And the sons of Ephraim; Shuthelah, and Bered his son, and Tahath his son, and Eladah his son, and Tahath his son, و پسران صُوفَح، سُوح و حَرنَفَر و شُوعال و بِيرِي و يمرَه. bible_en_fa And Zabad his son, and Shuthelah his son, and Ezer, and Elead, whom the men of Gath that were born in that land slew, because they came down to take away their cattle. و باصَر و هُود و شَمَّا و شَلَشَه و يتران و بئِيرا. bible_en_fa And Ephraim their father mourned many days, and his brethren came to comfort him. و پسران يتَر، يفُنَّه و فِسفا و آرا. bible_en_fa And when he went in to his wife, she conceived, and bare a son, and he called his name Beriah, because it went evil with his house. و پسران عُلاّ، آرَح و حَنِّيئيل و رَصِيا.جميع اينها پسران اَشِير و رؤساي خاندان آباي ايشان و برگزيدگان مردان جنگي و رؤساي سرداران بودند. و شماره ايشان که در لشکر براي جنگ بر حسب نسب نامه ثبت گرديد، بيست و شش هزار نفر بود. bible_en_fa (And his daughter was Sherah, who built Beth-horon the nether, and the upper, and Uzzen-sherah.) جميع اينها پسران اَشِير و رؤساي خاندان آباي ايشان و برگزيدگان مردان جنگي و رؤساي سرداران بودند. و شماره ايشان که در لشکر براي جنگ بر حسب نسب نامه ثبت گرديد، بيست و شش هزار نفر بود. bible_en_fa And Rephah was his son, also Resheph, and Telah his son, and Tahan his son, و بنيامين نخست زاده خود بالَع را آورد و دومين اَشبيل و سومش اَخرَخ، bible_en_fa Laadan his son, Ammihud his son, Elishama his son, و چهارم نُوحَه و پنجم را فارا. bible_en_fa Non his son, Jehoshua his son. و پسران بالَع: اَدّار و جِيرا و اَبِيهُود. bible_en_fa And their possessions and habitations were, Bethel and the towns thereof, and eastward Naaran, and westward Gezer, with the towns thereof; Shechem also and the towns thereof, unto Gaza and the towns thereof: و اَبيشُوع و نُعمان و اَخُوخ. bible_en_fa And by the borders of the children of Manasseh, Beth-shean and her towns, Taanach and her towns, Megiddo and her towns, Dor and her towns. In these dwelt the children of Joseph the son of Israel. و جيرا و شَفُوفان و حُورام بودند. bible_en_fa The sons of Asher; Imnah, and Isuah, and Ishuai, and Beriah, and Serah their sister. و اينانند پسران اَحُود که رؤساي خاندان آباي ساکنان جَبَع بودند و ايشان را به مناحت کوچانيدند. bible_en_fa And the sons of Beriah; Heber, and Malchiel, who is the father of Birzavith. و او نُعمان و اَخِيا و جيرا را کوچانيد و او عُزّا و اَخِيحُود را توليد نمود. bible_en_fa And Heber begat Japhlet, and Shomer, and Hotham, and Shua their sister. و شَحرايم در بلاد موآب بعد از طلاق دادن زنان خود حُوشيم و بَعَرا فرزندان توليد نمود. bible_en_fa And the sons of Japhlet; Pasach, and Bimhal, and Ashvath. These are the children of Japhlet. پس از زن خويش که خُوداش نام داشت يوباب و ظبيا و ميشا و مَلکام را آورد. bible_en_fa And the sons of Shamer; Ahi, and Rohgah, Jehubbah, and Aram. و يعُوض و شَکِيا و مِرمَه را که اينها پسران او و رؤساي خاندانهاي آبا بودند. bible_en_fa And the sons of his brother Helem; Zophah, and Imna, and Shelesh, and Amal. و از حوشيم ابيطوب و اَلفَعل را آورد. bible_en_fa The sons of Zophah; Suah, and Harnepher, and Shual, and Beri, and Imrah, و پسران اَلفَعل عابَر و مِشعام و شامَر که اُونُو و لُود و دهاتش را بنا نهاد بودند. bible_en_fa Bezer, and Hod, and Shamma and Shilshah, and Ithran, and Beera. و بَرِيعه و شامع که ايشان رؤساي خاندان آباي ساکنان اَيلُون بودند و ايشان ساکنان جَّت را اخراج نمودند. bible_en_fa And the sons of Jether; Jephunneh, and Pispah, and Ara. و اَخِيو و شاشَق و يرِيمُوت. bible_en_fa And the sons of Ulla; Arah, and Haniel, and Rezia. و زَبَديا و عارَد و عادَر. bible_en_fa All these were the children of Asher, heads of their father's house, choice and mighty men of valour, chief of the princes. And the number throughout the genealogy of them that were apt to the war and to battle was twenty and six thousand men. و ميکائيل و يشفَه و يوخا پسران بَريعه بودند. bible_en_fa Now Benjamin begat Bela his firstborn, Ashbel the second, and Aharah the third, و زَبَديا و مَشُلاّم و جِزقِي و حابَر، bible_en_fa Nohah the fourth, and Rapha the fifth. و يشمَراي و يزلِيآه و يوباب پسران اَلفَعل بودند. bible_en_fa And the sons of Bela were, Addar, and Gera, and Abihud, و يعقيم و زِکرِي و زَبدِي، bible_en_fa And Abishua, and Naaman, and Ahoah, و اَلِيعيناي و صِلَّتاي و ايليئيل، bible_en_fa And Gera, and Shephuphan, and Huram. و اَدايا و بريا و شِمرَت پسران شِمعي، bible_en_fa And these are the sons of Ehud: these are the heads of the fathers of the inhabitants of Geba, and they removed them to Manahath: و يشفان و عابَر و ايليئيل. bible_en_fa And Naaman, and Ahiah, and Gera, he removed them, and begat Uzza, and Ahihud. و عَبدون و زِکرِي و حانان، bible_en_fa And Shaharaim begat children in the country of Moab, after he had sent them away; Hushim and Baara were his wives. و حَنَنيا و عيلام و عَنتُوتِيا، bible_en_fa And he begat of Hodesh his wife, Jobab, and Zibia, and Mesha, and Malcham, و يفَديا و فَنُوئيل پسران شاشَق بودند. bible_en_fa And Jeuz, and Shachia, and Mirma. These were his sons, heads of the fathers. و شِمشَراي و شَحَريا و عَتَليا. bible_en_fa And of Hushim he begat Abitub, and Elpaal. و يعرَشيا و ايليا و زِکرِي پسران يرُحام بودند. bible_en_fa The sons of Elpaal; Eber, and Misham, and Shamed, who built Ono, and Lod, with the towns thereof: اينان رؤساي خاندان آبا بر حسب انساب خود و سرداران بودند و ايشان در اورشليم سکونت داشتند. bible_en_fa Beriah also, and Shema, who were heads of the fathers of the inhabitants of Aijalon, who drove away the inhabitants of Gath: و در جِبعُون پدر جِبعُون سکونت داشت و اسم زنش مَعکَه بود. bible_en_fa And Ahio, Shashak, and Jeremoth, و نخست زاده اش عَبدُون بود، پس صور و قَيس و بَعل و ناداب، bible_en_fa And Zebadiah, and Arad, and Ader, و جَدُور و اَخِيو و زاکَر؛ bible_en_fa And Michael, and Ispah, and Joha, the sons of Beriah; و مِقلُوت شِمآه را آورد و ايشان نيز با برادران خود در اورشليم در مقابل برادران ايشان ساکن بودند. bible_en_fa And Zebadiah, and Meshullam, and Hezeki, and Heber, و نير قَيس را آورد و قَيس شاؤل را آورد و شاؤل يهُوناتان و مَلکيشوع و ابيناداب و اَشبَعل را آورد. bible_en_fa Ishmerai also, and Jezliah, and Jobab, the sons of Elpaal; و پسر يهُوناتان مَرِيب بَعل بود و مَرِيبِ بَعل ميکا را آورد. bible_en_fa And Jakim, and Zichri, and Zabdi, و پسران ميکا، فيتون و مالَک و تاريع و آحاز بودند. bible_en_fa And Elienai, and Zilthai, and Eliel, و آحاز يهُوعَدَه را آورد، يهُوعَدَه عَلمَت و عَزمُوت و زِمري را آورد و زِمري موصا را آورد. bible_en_fa And Adaiah, and Beraiah, and Shimrath, the sons of Shimhi; و موصا بِنعا را آورد و پسرش رافَه بود و پسرش اَلعاسَه و پسرش آصيل بود. bible_en_fa And Ishpan, and Heber, and Eliel, و آصيل را شش پسر بود و نامهاي ايشان اينها است: عَزرِيقام و بُکرُو و اِسمَعِيل و شَعريا و عُوبَديا و حانان. و جميع اينها پسران آصيل اند. bible_en_fa And Abdon, and Zichri, and Hanan, و پسران عِيشَق برادر او نخست زاده اش اُولام و دومين يعُوش و سومين اَلِيفَلَط.و پسران اُولام، مردان زورآورِ شجاع و تيرانداز بودند؛ و پسران و پسرانِ پسران ايشان بسيار يعني صد و پنجاه نفر بودند. جميع اينها از بني بنيامين ميباشند. bible_en_fa And Hananiah, and Elam, and Antothijah, و پسران اُولام، مردان زورآورِ شجاع و تيرانداز بودند؛ و پسران و پسرانِ پسران ايشان بسيار يعني صد و پنجاه نفر بودند. جميع اينها از بني بنيامين ميباشند. bible_en_fa And Iphedeiah, and Penuel, the sons of Shashak; و تمامي اسرائيل بر حسب نسب نامه هاي خود شمرده شدند، و اينک در کتاب پادشاهان اسرائيل مکتوب اند و يهودا به سبب خيانت خود به بابل اسيري رفتند. bible_en_fa And Shamsherai, and Shehariah, and Athaliah, و کساني که اول در مُلکها و شهرهاي ايشان سکونت داشتند، اسرائيليان و کاهنان و لاويان و نَتينيم بودند. bible_en_fa And Jaresiah, and Eliah, and Zichri, the sons of Jeroham. و در اورشليم بعضي از بني يهودا واز بني بنيامين و از بني افرايم و مَنَّسي ساکن بودند. bible_en_fa These were heads of the fathers, by their generations, chief men. These dwelt in Jerusalem. عوتاي ابن عمَّيهُود بن عُمرِي ابن اِمرِي ابن باني از بني فارَص بن يهودا. bible_en_fa And at Gibeon dwelt the father of Gibeon; whose wife's name was Maachah: و از شيلونيان نخست زاده اش عسايا و پسران او. bible_en_fa And his firstborn son Abdon, and Zur, and Kish, and Baal, and Nadab, و از بني زارَح يعُوئيل و براران ايشان ششصد و نود نفر. bible_en_fa And Gedor, and Ahio, and Zacher. و از بني بنيامين سَلُّو ابن مَشُلاّمِ بن هُودُويا ابن هَسنُوآه. bible_en_fa And Mikloth begat Shimeah. And these also dwelt with their brethren in Jerusalem, over against them. و يبنِيا ابن يرُوحام و اِيلَة بن عُزِّي ابن مِکرِي و مَشُلاّم بن شَفَطيا بن رَاؤئيل بن يبنِيا. bible_en_fa And Ner begat Kish, and Kish begat Saul, and Saul begat Jonathan, and Malchi-shua, and Abinadab, and Esh-baal. و برادران ايشان بر حسب انساب ايشان نه صد و پنجاه و شش نفر. جميع اينها رؤساي اجداد بر حسب خاندانهاي آباي ايشان بودند. bible_en_fa And the son of Jonathan was Merib-baal; and Merib-baal begat Micah. و از کاهنان، يدَعيا و يهُوياريب و ياکين، bible_en_fa And the sons of Micah were, Pithon, and Melech, and Tarea, and Ahaz. عَزَريا ابن حِلقيا ابن مَشُلاّم بن صادوق بن مَرايوت بن اَخيطُوب رئيس خانه خدا، bible_en_fa And Ahaz begat Jehoadah; and Jehoadah begat Alemeth, and Azmaveth, and Zimri; and Zimri begat Moza, و عَدايا ابن يرُوحام بن فَشحُور بن مَلکيا و مَعَساي ابن عَديئيل بن يحزيره بن مَشُلاّم بن مَشِليمِيت بن اِمّير. bible_en_fa And Moza begat Binea: Rapha was his son, Eleasah his son, Azel his son: و برادران ايشان که رؤساي خاندان آباي ايشان بودند، هزار و هفتصد شصت نفر که مردان رشيد به جهت عمل خدمت خانه خدا بودند. bible_en_fa And Azel had six sons, whose names are these, Azrikam, Bocheru, and Ishmael, and Sheariah, and Obadiah, and Hanan. All these were the sons of Azel. و از لاويان شَمَعيا ابن حَشُّوب بن عَزريقام بن حَشَبيا از بني مَراري. bible_en_fa And the sons of Eshek his brother were, Ulam his firstborn, Jehush the second, and Eliphelet the third. و بَقبَقَّر و حارَش و جَلال و مَتَنيا ابن ميکا ابن زِکرِي ابن آساف. bible_en_fa And the sons of Ulam were mighty men of valour, archers, and had many sons, and sons' sons, an hundred and fifty. All these are of the sons of Benjamin. و عَوبَديا ابن شَمَعيا ابن جَلال و بن يدُوتُون و بَرخِيا ابن آسا ابن اَلقانَه که در دهات نَطُوفاتيان ساکن بود. bible_en_fa So all Israel were reckoned by genealogies; and, behold, they were written in the book of the kings of Israel and Judah, who were carried away to Babylon for their transgression. و در بانان، شَلُّوم و عَقُّوب و طَلمُون و اَخِيمان و برادران ايشان. و شَلُّوم رئيس بود. bible_en_fa Now the first inhabitants that dwelt in their possessions in their cities were, the Israelites, the priests, Levites, and the Nethinims. و ايشان تا الآن بر دروازه شرقي پادشاه (مي باشند) و در بانانِ فرقه بني لاوي بودند. bible_en_fa And in Jerusalem dwelt of the children of Judah, and of the children of Benjamin, and of the children of Ephraim, and Manasseh; و شَلُّوم بن قُورِي ابن اَبيآ ساف بن قُورَح و برادرانش از خاندان پدرش يعني بني قُورَح که ناظران عمل خدمت و مستحفظان دروازه هاي خيمه بودند و پدران ايشان ناظران اُردوي خداوند و مستحفظان مدخل آن بودند. bible_en_fa Uthai the son of Ammihud, the son of Omri, the son of Imri, the son of Bani, of the children of Pharez the son of Judah. و فينَحاس بن اَلعازار، سابق رئيس ايشان بود. و خداوند با وي مي بود. bible_en_fa And of the Shilonites; Asaiah the firstborn, and his sons. و زکريا ابن مَشَلَمِيا دربان دروازه خيمه اجتماع بود. bible_en_fa And of the sons of Zerah; Jeuel, and their brethren, six hundred and ninety. و جميع ايناني که براي درباني دروازه ها منتخب شدند، دويست دوازده نفر بودند و ايشان در دهات خود بر حسب نسب نامه هاي خود شمرده شدند که داود و سموئيلِ رائي ايشان را بر وظيفه هاي ايشان گماشته بودند. bible_en_fa And of the sons of Benjamin; Sallu the son of Meshullam, the son of Hodaviah, the son of Hasenuah, پس ايشان و پسران ايشان بر دروازه هاي خانه خداوند و خانه خيمه براي نگهباني آن گماشته شدند. bible_en_fa And Ibneiah the son of Jeroham, and Elah the son of Uzzi, the son of Michri, and Meshullam the son of Shephathiah, the son of Reuel, the son of Ibnijah; و دربانان به هر چهار طرف يعني مشرق و مغرب و شمال و جنوب بودند. bible_en_fa And their brethren, according to their generations, nine hundred and fifty and six. All these men were chief of the fathers in the house of their fathers. و برادران ايشان که در دهات خود بودند، هر هفت روز نوبت به نوبت با ايشان مي آمدند. bible_en_fa And of the priests; Jedaiah, and Jehoiarib, and Jachin, زيرا چهار رئيس دربانان که لاويان بودند، منصب خاصّ داشتند و ناظرانِ حجره ها و خزانه هاي خانه خدا بودند. bible_en_fa And Azariah the son of Hilkiah, the son of Meshullam, the son of Zadok, the son of Meraioth, the son of Ahitub, the ruler of the house of God; و به اطراف خانه خدا منزل داشتند زيرا که نگاه بانيش بر ايشان بود، و باز کردن آن هر صبح بر ايشان بود. bible_en_fa And Adaiah the son of Jeroham, the son of Pashur, the son of Malchijah, and Maasiai the son of Adiel, the son of Jahzerah, the son of Meshullam, the son of Meshillemith, the son of Immer; و بعضي از ايشان بر آلات خدمت مأمور بودند، چونکه آنها را به شماره مي آوردند و به شماره بيرون مي بردند. bible_en_fa And their brethren, heads of the house of their fathers, a thousand and seven hundred and threescore; very able men for the work of the service of the house of God. از ايشان بر اسباب و جميع آلات قدس و آردِ نرم و شراب و روغن و بخور و عطريات مأمور بودند. bible_en_fa And of the Levites; Shemaiah the son of Hasshub, the son of Azrikam, the son of Hashabiah, of the sons of Merari; و بعضي از پسران کاهنان، عطريات خوشبو را ترکيب مي کردند. bible_en_fa And Bakbakkar, Heresh, and Galal, and Mattaniah the son of Micah, the son of Zichri, the son of Asaph; و مَتَّتيا که از جمله لاويان و نخست زاده شَلُّوم قُورَحي بود، بر عمل مطبوخات گماشته شده بود. bible_en_fa And Obadiah the son of Shemaiah, the son of Galal, the son of Jeduthun, and Berechiah the son of Asa, the son of Elkanah, that dwelt in the villages of the Netophathites. و بعضي از برادران ايشان از پسران قَهاتيان، بر نان تَقدِمه مأمور بودند تا آن را در هر روز سبت مهيا سازند. bible_en_fa And the porters were, Shallum, and Akkub, and Talmon, and Ahiman, and their brethren: Shallum was the chief; و مغنيان از رؤساي خاندان آباي لاويان در حجره ها سکونت داشتند و از کار ديگر فارغ بودند زيرا که روز و شب در کار خود مشغول مي بودند. bible_en_fa Who hitherto waited in the king's gate eastward: they were porters in the companies of the children of Levi. اينان رؤساي خاندان آباي لاويان و بر حسب انساب خود رئيس بودند و در اورشليم سکونت داشتند. bible_en_fa And Shallum the son of Kore, the son of Ebiasaph, the son of Korah, and his brethren, of the house of his father, the Korahites, were over the work of the service, keepers of the gates of the tabernacle: and their fathers, being over the host of the LORD, were keepers of the entry. و در جِبعُون، پدر جِبعُون، يعوئيل سکونت داشت و اسم زنش مَعکَه بود. bible_en_fa And Phinehas the son of Eleazar was the ruler over them in time past, and the Lord was with him. و نخست زاده اش عَبدون بود، پس صور و قَيس و بَعل و نير و ناداب، bible_en_fa And Zechariah the son of Meshelemiah was porter of the door of the tabernacle of the congregation. و جَدُور و اَخِيو و زَکريا و مِقلُوت؛ bible_en_fa All these which were chosen to be porters in the gates were two hundred and twelve. These were reckoned by their genealogy in their villages, whom David and Samuel the seer did ordain in their set office. و مِقلُوت شِمآم را آورد و ايشان نيز با برادران خود در اورشليم در مقابل برادران ايشان ساکن بودند. bible_en_fa So they and their children had the oversight of the gates of the house of the Lord, namely, the house of the tabernacle, by wards. و نير قَيس را آورد و قَيس شاؤل را آورد و شاؤل يهُوناتان و مَلکيشوع و ابيناداب و اَشبَعل را آورد. bible_en_fa In four quarters were the porters, toward the east, west, north, and south. و پسر يهُوناتان، مَريب بَعل بود و مَريب بَعل ميکا را آورد. bible_en_fa And their brethren, which were in their villages, were to come after seven days from time to time with them. و پسر ميکا، فيتون و مالَک و تَحريع و آحاز بودند. bible_en_fa For these Levites, the four chief porters, were in their set office, and were over the chambers and treasuries of the house of God. و آحاز يعرَه را آورد و يعره عَلمَت و عَزمُوت و زِمرِي را آورد و زِمرِي موصا را آورد. bible_en_fa And they lodged round about the house of God, because the charge was upon them, and the opening thereof every morning pertained to them. و موصا بِنعا را آورد و پسرش رفايا و پسرش اَلعاسَه و پسرش آصيل.و آصيل را شش پسر بود و اين است نامهاي ايشان: عَزرِيقام و بُکرُو و اسمَعيل و شَعَريا و عُوبَديا و حانان اينها پسران آصيل مي باشند. bible_en_fa And certain of them had the charge of the ministering vessels, that they should bring them in and out by tale. و آصيل را شش پسر بود و اين است نامهاي ايشان: عَزرِيقام و بُکرُو و اسمَعيل و شَعَريا و عُوبَديا و حانان اينها پسران آصيل مي باشند. bible_en_fa Some of them also were appointed to oversee the vessels, and all the instruments of the sanctuary, and the fine flour, and the wine, and the oil, and the frankincense, and the spices. و فلسطينيان با اسرائيل جنگ کردند، و مردان اسرائيل از حضور فلسطينيان فرار کردند و در کوه جِلبُوع کشته شده، افتادند. bible_en_fa And some of the sons of the priests made the ointment of the spices. و فلسطينيان شاؤل و پسرانش را به سختي تعاقب نمودند، و فلسطينيان پسران شاؤل يوناتان و ابيناداب و مَلکيشوع را کشتند. bible_en_fa And Mattithiah, one of the Levites, who was the firstborn of Shallum the Korahite, had the set office over the things that were made in the pans. و جنگ بر شاؤل سخت شد و تيراندازان او را دريافتند و از تيراندازان مجروح شد. bible_en_fa And other of their brethren, of the sons of the Kohathites, were over the shewbread, to prepare it every sabbath. و شاؤل به سلاحدار خود گفت: «شمشير را بکش و به من فرو بر، مبادا اين نامختونان بيايند و مرا افتضاح کنند.» اما سلاحدارش نخواست زيرا که بسيار مي ترسيد؛ پس شاؤل شمشير را گرفته بر آن افتاد. bible_en_fa And these are the singers, chief of the fathers of the Levites, who remaining in the chambers were free: for they were employed in that work day and night. و سلاحدارش چون شاؤل را مرده ديد، او نيز بر شمشير افتاده، بمُرد. bible_en_fa These chief fathers of the Levites were chief throughout their generations; these dwelt at Jerusalem. و شاؤل مُرد و سه پسرش و تمامي اهل خانه اش همراه وي مردند. bible_en_fa And in Gibeon dwelt the father of Gibeon, Jehiel, whose wife's name was Maachah: و چون جميع مردان اسرائيل که در وادي بودند، اين را ديدند که لشکر منهزم شده، و شاؤل و پسرانش مرده اند، ايشان نيز شهرهاي خود را ترک کرده، گريختند و فلسطينيان آمده، در آنها قرار گرفتند. bible_en_fa And his firstborn son Abdon, then Zur, and Kish, and Baal, and Ner, and Nadab, و روز ديگر واقع شد که چون فلسطينيان آمدند تا کشتگان را برهنه نمايند، شاؤل و پسرانش را در کوه جِلبُوع افتاده يافتند. bible_en_fa And Gedor, and Ahio, and Zechariah, and Mikloth. پس او را برهنه ساخته، سَر و اسلحه اش را گرفتند و آنها را به زمين فلسطينيان به هر طرف فرستادند تا به بتها و قوم خود مژده برسانند. bible_en_fa And Mikloth begat Shimeam. And they also dwelt with their brethren at Jerusalem, over against their brethren. و اسلحه اش را در خانه خدايان خود گذاشتند و سرش را در خانه داجون به ديوار کوبيدند. bible_en_fa And Ner begat Kish; and Kish begat Saul; and Saul begat Jonathan, and Malchi-shua, and Abinadab, and Esh-baal. و چون تمامي اهل يابيش جِلعاد آنچه را که فلسطينيان به شاؤل کرده بودند شنيدند، bible_en_fa And the son of Jonathan was Merib-baal: and Merib-baal begat Micah. جميع شجاعان برخاسته، جسد شاؤل و جسد هاي پسرانش را برداشته، آنها را به يابيش آورده، استخوانهاي ايشان را زير درخت بلوط که در يابيش است، دفن کردند و هفت روز روزه داشتند. bible_en_fa And the sons of Micah were, Pithon, and Melech, and Tahrea, and Ahaz. پس شاؤل به سبب خيانتي که به خداوند ورزيده بود مُرد، به جهت کلام خداوند که آن را نگاه نداشته بود، و از اين جهت نيز که از صاحبه اجنّه سؤال نموده بود.و چونکه خداوند را نطلبيده بود، او را کُشت و سلطنت او را به داود بن يسَّي برگردانيد. bible_en_fa And Ahaz begat Jarah; and Jarah begat Alemeth, and Azmaveth, and Zimri; and Zimri begat Moza; و چونکه خداوند را نطلبيده بود، او را کُشت و سلطنت او را به داود بن يسَّي برگردانيد. bible_en_fa And Moza begat Binea; and Rephaiah his son, Eleasah his son, Azel his son. و تمامي اسرائيل نزد داود در حَبرُون جمع شده، گفتند: « اينک ما استخوانها و گوشت تو مي باشيم. bible_en_fa And Azel had six sons, whose names are these, Azrikam, Bocheru, and Ishmael, and Sheariah, and Obadiah, and Hanan: these were the sons of Azel. و قبل از اين نيز هنگامي که شاؤل پادشاه مي بود، تو اسرائيل را بيرون مي بردي و درون مي آوردي؛ و يهُوَه خدايت تو را گفت که: تو قوم من اسرائيل را شباني خواهي نمود و تو بر قوم من اسرائيل پيشوا خواهي شد.» bible_en_fa Now the Philistines fought against Israel; and the men of Israel fled from before the Philistines, and fell down slain in mount Gilboa. و جميع مشايخ اسرائيل نزد پادشاه به حَبرُون آمدند و داود با ايشان به حضور خداوند در حَبرُون عهد بست، و داود را بر حسب کلامي که خداوند به واسطه سموئيل گفته بود به پادشاهي اسرائيل مسح نمودند. bible_en_fa And the Philistines followed hard after Saul, and after his sons; and the Philistines slew Jonathan, and Abinadab, and Malchi-shua, the sons of Saul. و داود و تمامي اسرائيل به اورشليم که يبُوس باشد، آمدند و يبُوسيان در آن زمين ساکن بودند. bible_en_fa And the battle went sore against Saul, and the archers hit him, and he was wounded of the archers. و اهل يبُوس به داود گفتند:« به اينجا داخل نخواهي شد.» اما داود قلعه صَهيون را که شهر داود باشد بگرفت. bible_en_fa Then said Saul to his armourbearer, Draw thy sword, and thrust me through therewith; lest these uncircumcised come and abuse me. But his armourbearer would not; for he was sore afraid. So Saul took a sword, and fell upon it. و داود گفت:« هر که يبُوسيان را اول مغلوب سازد، رئيس و سردار خواهد شد.» پس يوآب بن صَرُويه اول بر آمد و رئيس شد. bible_en_fa And when his armourbearer saw that Saul was dead, he fell likewise on the sword, and died. و داود در آن قلعه ساکن شد، از آن جهت آن را شهر داود ناميدند. bible_en_fa So Saul died, and his three sons, and all his house died together. و شهر را به اطراف آن و گرداگرد مِلُّوه بنا کرد و يوآب باقي شهر را تعمير نمود. bible_en_fa And when all the men of Israel that were in the valley saw that they fled, and that Saul and his sons were dead, then they forsook their cities, and fled: and the Philistines came and dwelt in them. و داود ترقي کرده، بزرگ مي شد و يهُوَه صبايوت با وي مي بود. bible_en_fa And it came to pass on the morrow, when the Philistines came to strip the slain, that they found Saul and his sons fallen in mount Gilboa. و اينانند رؤساي شجاعاني که داود داشت که با تمامي اسرائيل او را در سلطنتش تقويت دادند تا او را بر حسب کلامي که خداوند درباره اسرائيل گفته بود پادشاه سازد. bible_en_fa And when they had stripped him, they took his head, and his armour, and sent into the land of the Philistines round about, to carry tidings unto their idols, and to the people. و عدد شجاعاني که داود داشت اين است: يشُبعام بن حَکوُني که سردار شليشيم بود که بر سيصد نفر نيزه خود را حرکت داد و ايشان را در يک وقت کشت. bible_en_fa And they put his armour in the house of their gods, and fastened his head in the temple of Dagon. و بعد از او اَلِعازار بن دُودُوي اَخُوخي که يکي از آن سه شجاع بود. bible_en_fa And when all Jabesh-gilead heard all that the Philistines had done to Saul, او با داود در فَسدَمِيم بود وقتي که فلسطينيان در آنجا براي جنگ جمع شده بودند، و قطعه زمين پُر از جو بود، و قوم از حضور فلسطينيان فرار مي کردند. bible_en_fa They arose, all the valiant men, and took away the body of Saul, and the bodies of his sons, and brought them to Jabesh, and buried their bones under the oak in Jabesh, and fasted seven days. و ايشان در ميان آن قطعه زمين ايستاده، آن را محافظت نمودند، و فلسطينيان را شکست دادند و خداوند نصرت عظيمي به ايشان داد. bible_en_fa So Saul died for his transgression which he committed against the LORD, even against the word of the LORD, which he kept not, and also for asking counsel of one that had a familiar spirit, to inquire of it; و سه نفر از آن سي سردار به صخره نزد داود به مغاره عَدُلاّم فرود شدند و لشکر فلسطينيان در وادي رفائيم اردو زده بودند. bible_en_fa And inquired not of the LORD: therefore he slew him, and turned the kingdom unto David the son of Jesse. و داود در آن وقت در ملاذ خويش بود، و قراول فلسطينيان آن وقت در بيت لحم بودند. bible_en_fa Then all Israel gathered themselves to David unto Hebron, saying, Behold, we are thy bone and thy flesh. و داود خواهش نموده، گفت:« کاش کسي مرا از آب چاهي که نزد دروازه بيت لحم است بنوشاند.» bible_en_fa And moreover in time past, even when Saul was king, thou wast he that leddest out and broughtest in Israel: and the LORD thy God said unto thee, Thou shalt feed my people Israel, and thou shalt be ruler over my people Israel, and thou shalt be ruler over my people Israel. پس آن سه مرد، لشکر فلسطينيان را از ميان شکافته، آب را از چاهي که نزد دروازه بيت لحم است کشيده، برداشتند و آن را نزد داود آوردند؛ اما داود نخواست که آن را بنوشد و آن را به جهت خداوند بريخت، bible_en_fa Therefore came all the elders of Israel to the king to Hebron; and David made a covenant with them in Hebron before the LORD; and they anointed David king over Israel, according to the word of the LORD by Samuel. و گفت:« اي خداوند من حاشا از من که اين کار را بکنم! آيا خون اين مردان را بنوشم که جان خود را به خطر انداختند زيرا به خطر جان خود آن را آوردند؟» پس نخواست که آن را بنوشد؛ کاري که اين سه مرد شجاع کردند اين است. bible_en_fa And David and all Israel went to Jerusalem, which is Jebus; where the Jebusites were, the inhabitants of the land. و اَبِيشاي برادر يوآب سردار آن سه نفر بود و او نيز نيزه خود را بر سيصد نفر حرکت داده، ايشان را کشت و در ميان آن سه نفر اسم يافت. bible_en_fa And the inhabitants of Jebus said to David, Thou shalt not come hither. Nevertheless David took the castle of Zion, which is the city of David. در ميان آن سه نفر از دو مکرّم تر بود؛ پس سردار ايشان شد، ليکن به سه نفر اول نرسيد. bible_en_fa And David said, Whosoever smiteth the Jebusites first shall be chief and captain. So Joab the son of Zeruiah went first up, and was chief. و بنايا ابن يهُوياداع پسر مردي شجاع قَبصيئيلي بود که کارهاي عظيم کرده بود، و پسر اَرِيئيل موآبي را کشت و در روز برف به حفره اي فرود شده، شيري را کشت. bible_en_fa And David dwelt in the castle; therefore they called it the city of David. و مرد مصري بلند قد را که قامت او پنج ذارع بود کشت، و آن مصري در دست خود نيزه اي مثل نورد نساجان داشت؛ اما او نزد وي با چوب دستي رفت و نيزه را از دست مصري ربوده، وي را با نيزه خودش کشت. bible_en_fa And he built the city round about, even from Millo round about: and Joab repaired the rest of the city. بنايا ابن يهُوياداع اين کارها را کرد و در ميان آن سه مرد شجاع اسم يافت. bible_en_fa So David waxed greater and greater: for the LORD of hosts was with him. اينک اواز آن سي نفر مکرّم تر شد، ليکن به آن سه نفر اول نرسيد و داود او را بر اهل مشورت خود برگماشت. bible_en_fa These also are the chief of the mighty men whom David had, who strengthened themselves with him in his kingdom, and with all Israel, to make him king, according to the word of the LORD concerning Israel. و نيز از شجاعان لشکر، عسائيل برادر يوآب و اَلحانان بن دُودُوي بيت لحمي، bible_en_fa And this is the number of the mighty men whom David had; Jashobeam, and Hachmonite, the chief of the captains: he lifted up his spear against three hundred slain by him at one time. و شَمُّوتِ هَرُورِي وحالَصِ فَلُوني، bible_en_fa And after him was Eleazar the son of Dodo, the Ahohite, who was one of the three mighties. و عيرا ابن عِقّيشِ تَقُوعي و اَبيعَزَر عَناتُوتي، bible_en_fa He was with David at Pas-dammim, and there the Philistines were gathered together to battle, where was a parcel of ground full of barley; and the people fled from before the Philistines. و سِبکاي حُوشاتي و عيلاي اَخُوخي، bible_en_fa And they set themselves in the midst of that parcel, and delivered it, and slew the Philistines; and the LORD saved them by a great deliverance. و مَهراي نَطُوفاتِي و خالَد بن بَعَنَه نَطُوفاتِي، bible_en_fa Now three of the thirty captains went down to the rock to David, into the cave of Adullam; and the host of the Philistines encamped in the valley of Rephaim. و اِتّاي ابن ريباي از جِبعه بني بنيامين و بناياي فَرعاتُونِي، bible_en_fa And David was then in the hold, and the Philistines' garrison was then at Bethlehem. و حُوراي از واديهاي جاعَش و اَبيئيلِ عَرُباتِي، bible_en_fa And David longed, and said, Oh that one would give me drink of the water of the well of Bethlehem, that is at the gate! و عَزموتِ بَحرُومي و اَيحَباي شَعَلبُونِي. bible_en_fa And the three brake through the host of the Philistines, and drew water out of the well of Bethlehem, that was by the gate, and took it, and brought it to David: but David would not drink of it, but poured it out to the LORD, و از بني هاشَمِ جِزُوني يوناتان بن شاجاي هَراري، bible_en_fa And said, My God forbid it me, that I should do this thing: shall I drink the blood of these men that have put their lives in jeopardy? for with the jeopardy of their lives they brought it. Therefore he would not drink it. These things did these three mightiest. و اَخيام بن ساکارِ هَراري و اليفال بن اُور، bible_en_fa And Abishai the brother of Joab, he was chief of the three: for lifting up his spear against three hundred, he slew them, and had a name among the three. و حافَر مَکيراتي و اَخِياي فَلوني، bible_en_fa Of the three, he was more honourable than the two; for he was their captain: howbeit he attained not to the first three. و حَصرُوي کَرمَلي و نَعراي ابن اَزباي. bible_en_fa Benaiah the son of Jehoiada, the son of a valiant man of Kabzeel, who had done many acts; he slew two lionlike men of Moab: also he went down and slew a lion in a pit in a snowy day. و يوئيل برادر ناتان و مَبحار بن هَجرِي، bible_en_fa And he slew an Egyptian, a man of great stature, five cubits high; and in the Egyptian's hand was a spear like a weaver's beam; and he went down to him with a staff, and plucked the spear out of the Egyptian's hand, and slew him with his own spear. و صالَقِ عَمُّوني ونحراي بِيرُوتي که سلاحدار يوآب بن صَرُويه بود. bible_en_fa These things did Benaiah the son of Jehoiada, and had the name among the three mighties. و عيراي يترِي و جارَبِ يترِي، bible_en_fa Behold, he was honourable among the thirty, but attained not to the first three: and David set him over his guard. و اُورياي حِتِّي و زاباد بن اَحلاي، bible_en_fa Also the valiant men of the armies were, Asahel the brother of Joab, Elhanan the son of Dodo of Bethlehem, و عَدينا ابن شيزاي رؤبيني که سردار رؤبينيان بود و سي نفر همراهش بودند. bible_en_fa Shammoth the Harorite, Helez the Pelonite, و حانان بن مَعکَه و يوشافاط مِتنِي، bible_en_fa Ira the son of Ikkesh the Tekoite, Abi-ezer the Antothite, و عُزّياي عَشتَرُوتِي و شاماع و يعُوئيل پسران حُوتامِ عَرُوعِيرِي، bible_en_fa Sibbecai the Hushathite, Ilai the Ahohite, و يدِيعيئيل بن شِمرِي و برادرش يوخاي تِيصي، bible_en_fa Maharai the Netophathite, Heled the son of Baanah the Netophathite, و اَلِيئيل از مَحُويم و يربياي يو شُويا پسران اَلناعَم و يتمَه موآبي،و اَليئيل و عَوبيد و يعسِيئيلِ مَصُوباتي. bible_en_fa Ithai the son of Ribai of Gibeah, that pertained to the children of Benjamin, Benaiah the Pirathonite, و اَليئيل و عَوبيد و يعسِيئيلِ مَصُوباتي. bible_en_fa Hurai of the brooks of Gaash, Abiel the Arbathite, و اينانند که نزد داود به صِقلَغ آمدند، هنگامي که او هنوز از ترس شاؤل بن قَيس گرفتار بود، و ايشان از آن شجاعان بودند که در جنگ معاون او بودند. bible_en_fa Azmaveth the Baharumite, Eliahba the Shaalbonite, و به کمان مسلح بودند و سنگها و تيرها از کمانها از دست راست و دست چپ مي انداختند و از برادران شاؤل بنياميني بودند. bible_en_fa The sons of Hashem the Gizonite, Jonathan the son of Shage the Hararite, سردار ايشان اَخيعَزَر بود، و بعد از او يوآش پسران شَماعَه جِبعاتي و يزيئيل و فالَط پسران عَزمُوت و بَراکَه و ييهُوي عناتوتي، bible_en_fa Ahiam the son of Sacar the Hararite, Eliphal the son of Ur, و يشمَعياي جِبعُوني که در ميان آن سي نفر شجاع بود، و بر آن سي نفر برتري داشت و اِرميا و يحزيئيل و يوحانان و يوزابادِ جَديراتي، bible_en_fa Hepher the Mecherathite, Ahijah the Pelonite, و اَلعُوزاي و يريموت وبَعلِيا و شَمَريا و شَفَطياي حَرُوفي، bible_en_fa Hezro the Carmelite, Naarai the son of Ezbai, و اَلقانَه و يشَيا و عَزَرئيل و يوعَزَر و يشُبعام که از قُورَحيان بودند، bible_en_fa Joel the brother of Nathan, Mibhar the son of Haggeri, ويوعيلَه و زَبديا پسران يرُوحام جَدوري. bible_en_fa Zelek the Ammonite, Naharai the Berothite, the armourbearer of Joab the son of Zeruiah, و بعضي از جاديان که مردان قوي شجاع و مردان جنگ آزموده و مسلح به سپر و تيراندازان که روي ايشان مثل روي شير و مانند غزال کوهي تيزرو بودند، خوشتن را نزد داود در ملاذ بيابان جدا ساختند، bible_en_fa Ira the Ithrite, Gareb the Ithrite, که رئيس ايشان عازَر و دومين عُوبَديا و سومين اَلِيآب بود، bible_en_fa Uriah the Hittite, Zabad the son of Ahlai, و چهارمين مِشمَنَّه و پنجمين اِرميا، bible_en_fa Adina the son of Shiza the Reubenite, a captain of the Reubenites, and thirty with him, و ششم عَتّاي و هفتم اَلِيئيل، bible_en_fa Hanan the son of Maachah, and Joshaphat the Mithnite, و هشتم يوحانان و نهم اَلزاباد، bible_en_fa Uzzia the Ashterathite, Shama and Jehiel the sons of Hothan the Aroerite, و دهم اِرميا و يازدهم مَکبَنَّاي. bible_en_fa Jediael the son of Shimri, and Joha his brother, the Tizite, اينان از بني جاد رؤساي لشکر بودند که کوچکتر ايشان برابر صد نفر و بزرگتر برابر هزار نفر مي بود. bible_en_fa Eliel the Mahavite, and Jeribai, and Joshaviah, the sons of Elnaam, and Ithmah the Moabite, اينانند که در ماه اول از اُردُن عبور نمودند هنگامي که آن از تمامي حدودش سيلان کرده بود و جميع ساکنان و اديها را هم به طرف مشرق و هم به طرف مغرب منهزم ساختند. bible_en_fa Eliel, and Obed, and Jasiel the Mesobaite. و بعضي از بني بنيامين و يهودا نزد داود به آن ملاذ آمدند. bible_en_fa Now these are they that came to David to Ziklag, while he yet kept himself close because of Saul the son of Kish: and they were among the mighty men, helpers of the war. داود به استقبال ايشان بيرون آمده، ايشان را خطاب کرده، گفت:« اگر با سلامتي براي اعانت من نزد من آمديد، دل من با شما ملصق خواهد شد؛ و اگر براي تسليم نمودن من به دست دشمنانم آمديد، با آنکه ظلمي در دست من نيست، پس خداي پدران ما اين را ببيند و انصاف نمايد.» bible_en_fa They were armed with bows, and could use both the right hand and the left in hurling stones and shooting arrows out of a bow, even of Saul's brethren of Benjamin. آنگاه روح بر عماساي که رئيس شلاشيم بود نازل شد (و او گفت): « اي داود ما از آن تو و اي پسر يسي ما با تو هستيم؛ سلامتي، سلامتي بر تو باد، و سلامتي بر انصار تو باد زيرا خداي تو نصرت دهنده تو است.» پس داود ايشان را پذيرفته، سرداران لشکر ساخت. bible_en_fa The chief was Ahiezer, then Joash, the sons of Shemaah the Gibeathite; and Jeziel, and Pelet, the sons of Azmaveth; and Berachah, and Jehu the Antothite, و بعضي از مَنَّسي به داود ملحق شدند هنگامي که او همراه فلسطينيان براي مقاتله با شاؤل مي رفت؛ اما ايشان را مدد نکردند زيرا که سرداران فلسطينيان بعد از مشورت نمودن، او را پس فرستاده، گفتند که:« او با سرهاي ما به آقاي خود شاؤل ملحق خواهد شد.» bible_en_fa And Ismaiah the Gibeonite, a mighty man among the thirty, and over the thirty; and Jeremiah, and Jahaziel, and Johanan, and Josabad the Gederathite, و هنگامي که به صِقلَغ مي رفت، بعضي از مَنَّسي به او پيوستند يعني عَدناح و يوزاباد و يدِيعَئيل و ميکائيل و يوزاباد و اَلِيهُو و صِلتاي که سرداران هزارهاي مَنَّسي بودند. bible_en_fa Eluzai, and Jerimoth, and Bealiah, and Shemariah, and Shephatiah the Haruphite, ايشان داود را به مقاومت فوجهاي (عَمالَقه) مدد کردند، زيرا جميع ايشان مردان قوي شجاع و سردار لشکر بودند. bible_en_fa Elkanah, and Jesiah, and Azareel, and Joezer, and Jashobeam, the Korhites, زيرا در آن وقت، روز به روز براي اعانت داود نزد وي مي آمدند تا لشکرِ بزرگ، مثل لشکر خدا شد. bible_en_fa And Joelah, and Zebadiah, the sons of Jeroham of Gedor. و اين است شماره افراد آناني که براي جنگ مسلح شده، نزد داود به حَبرُون آمدند تا سلطنت شاؤل را بر حسب فرمان خداوند به وي تحويل نمايند. bible_en_fa And of the Gadites there separated themselves unto David into the hold to the wilderness men of might, and men of war fit for the battle, that could handle shield and buckler, whose faces were like the faces of lions, and were as swift as the roes upon the mountains; از بني يهودا شش هزار و هشتصد نفر که سپر و نيزه داشتند و مسلح جنگ بودند. bible_en_fa Ezer the first, Obadiah the second, Eliab the third, از بني شَمعون هفت هزار و يکصد نفر که مردان قوي شجاع براي جنگ بودند. bible_en_fa Mishmannah the fourth, Jeremiah the fifth, از بني لاوي چهار هزار و ششصد نفر. bible_en_fa Attai the sixth, Eliel the seventh, و يهُوياداع رئيس بني هارون و سه هزار و هفتصد نفر همراه وي. bible_en_fa Johanan the eighth, Elzabad the ninth, و صادوق که جوان قوي و شجاع بود با بيست ودو سردار از خاندان پدرش. bible_en_fa Jeremiah the tenth, Machbanai the eleventh. و از بني بنيامين سه هزار نفر از برادران شاؤل و تا آن وقت اکثر ايشان وفاي خاندان شاؤل را نگاه مي داشتند. bible_en_fa These were of the sons of Gad, captains of the host: one of the least was over an hundred, and the greatest over a thousand. و از بني افرايم بيست هزار و هشتصد نفر که مردان قوي و شجاع و در خاندان پدران خويش نامور بودند. bible_en_fa These are they that went over Jordan in the first month, when it had overflown all his banks; and they put to flight all them of the valleys, both toward the east, and toward the west. و از نصف سبط مَنَّسي هجده هزار نفر که به نامهاي خود تعيين شده بودند که بيايند و داود را به پادشاهي نصب نمايند. bible_en_fa And there came of the children of Benjamin and Judah to the hold unto David. و از بني يسّاکار کساني که از زمانها مخبر شده، مي فهميدند که اسرائيليان چه بايد بکنند، سرداران ايشان دوست نفر و جميع برادران ايشان فرمان بردار ايشان بودند. bible_en_fa And David went out to meet them, and answered and said unto them, If ye be come peaceably unto me to help me, mine heart shall be knit unto you: but if ye be come to betray me to mine enemies, seeing there is no wrong in mine hands, the God of our fathers look thereon, and rebuke it. و از زبولون پنجاه هزار نفر که با لشکر بيرون رفته، مي توانستند جنگ را با همه آلات حرب بيارايند و صف آرايي کنند و دو دل نبودند. bible_en_fa Then the spirit came upon Amasai, who was chief of the captains, and he said, Thine are we, David, and on thy side, thou son of Jesse: peace, peace be unto thee, and peace be to thine helpers; for thy God helpeth thee. Then David received them, and made them captains of the band. و از نَفتالي هزار سردار و با ايشان سي و هفت هزار نفر با سپر و نيزه. bible_en_fa And there fell some of Manasseh to David, when he came with the Philistines against Saul to battle: but they helped them not: for the lords of the Philistines upon advisement sent him away, saying, He will fall to his master Saul to the jeopardy of our heads. و از بني دان بيست و هشت هزار و ششصد نفر براي جنگ مهيا شدند. bible_en_fa As he went to Ziklag, there fell to him of Manasseh, Adnah, and Jozabad, and Jediael, and Michael, and Jozabad, and Elihu, and Zilthai, captains of the thousands that were of Manasseh. و از اَشِير چهل هزار نفر که با لشکر بيرون رفته، مي توانستند جنگ را مهيا سازند. bible_en_fa And they helped David against the band of the rovers: for they were all mighty men of valour, and were captains in the host. و از آن طرف اُردُن از بني جاد و نصف سبط مَنَّسي صد و بيست هزار نفر که با جميع آلات لشکر براي جنگ (مهيا شدند). bible_en_fa For at that time day by day there came to David to help him, until it was a great host, like the host of God. جميع اينها مردان جنگي بودند که بر صف آرائي قادر بودند با دل کامل به حَبرُون آمدند تا داود را بر تمامي اسرائيل به پادشاهي نصب نمايند، و تمامي بقيه اسرائيل نيز براي پادشاه ساختن داود يک دل بودند. bible_en_fa And these are the numbers of the bands that were ready armed to the war, and came to David to Hebron, to turn the kingdom of Saul to him, according to the word of the LORD. و در آنجا با داود سه روز اکل و شرب نمودند زيرا که برادران ايشان به جهت ايشان تدارک ديده بودند.و مجاوران ايشان نيز تا يسّاکار و زبولون و نَفتالي نان بر الاغها و شتران و قاطران و گاوان آوردند و مأکولات از آرد و قرصهاي انجير و کشمش و شراب و روغن و گاوان و گوسفندان به فراواني آوردند چونکه در اسرائيل شادماني بود. bible_en_fa The children of Judah that bare shield and spear were six thousand and eight hundred, ready armed to the war. و مجاوران ايشان نيز تا يسّاکار و زبولون و نَفتالي نان بر الاغها و شتران و قاطران و گاوان آوردند و مأکولات از آرد و قرصهاي انجير و کشمش و شراب و روغن و گاوان و گوسفندان به فراواني آوردند چونکه در اسرائيل شادماني بود. bible_en_fa Of the children of Simeon, mighty men of valour for the war, seven thousand and one hundred. و داود با سرداران هزاره و صده و با جميع رؤسا مشورت کرد. bible_en_fa Of the children of Levi four thousand and six hundred. و داود به تمامي جماعت اسرائيل گفت: « اگر شما مصلحت مي دانيد و اگر اين از جانب يهُوَه خداي ما باشد، نزد برادران خود که در همه زمينهاي اسرائيل باقي مانده اند، به هر طرف بفرستيم و با ايشان کاهنان و لاوياني که در شهرهاي خود و حوالي آنها مي باشند، نزد ما جمع شوند، bible_en_fa And Jehoiada was the leader of the Aaronites, and with him were three thousand and seven hundred; و تابوت خداي خويش را باز نزد خود بياوريم چونکه در ايام شاؤل نزد آن مسألت ننموديم.» bible_en_fa And Zadok, a young man mighty of valour, and of his father's house twenty and two captains. و تمامي جماعت گفتند که:« چنين بکنيم.» زيرا که اين امر به نظر تمامي قوم پسند آمد. bible_en_fa And of the children of Benjamin, the kindred of Saul, three thousand: for hitherto the greatest part of them had kept the ward of the house of Saul. پس داود تمامي اسرائيل را از شيحُورِ مصر تا مدخل حَمات جمع کرد تا تابوت خدا را از قريت يعاريم بياورند. bible_en_fa And of the children of Ephraim twenty thousand and eight hundred, mighty men of valour, famous throughout the house of their fathers. و داود و تمامي اسرائيل به بَعلَه که همان قريت يعاريم است و از آنِ يهودا بود، بر آمدند تا تابوت خدا يهُوَه را که در ميان کروبيان در جايي که اسم او خوانده مي شود ساکن است، از آنجا بياورند. bible_en_fa And of the half tribe of Manasseh eighteen thousand, which were expressed by name, to come and make David king. و تابوت خدا را بر ارابه اي تازه از خانه اَبِيناداب آوردند و عُزّا و اَخِيو ارابه را مي راندند. bible_en_fa And of the children of Issachar, which were men that had understanding of the times, to know what Israel ought to do; the heads of them were two hundred; and all their brethren were at their commandment. و داود و تمامي اسرائيل با سرود و بربط و عود و دف و سنج و کرنا به قوت تمام به حضور خدا وجد مي نمودند. bible_en_fa Of Zebulun, such as went forth to battle, expert in war, with all instruments of war, fifty thousand, which could keep rank: they were not of double heart. و چون به خرمنگاه کيدون رسيدند عُزّا دست خود را دراز کرد تا تابوت را بگيرد زيرا گاوان مي لغزيدند. bible_en_fa And of Naphtali a thousand captains, and with them with shield and spear thirty and seven thousand. و خشم خداوند بر عُزّا افروخته شده، او را زد از آن جهت که دست خود را به تابوت دراز کرد و در آنجا به حضور خدا مرد. bible_en_fa And of the Danites expert in war twenty and eight thousand and six hundred. و داود محزون شد چونکه خداوند بر عُزّا رخنه نمود و آن مکان را تا امروز فارَص عُزّا ناميد. bible_en_fa And of Asher, such as went forth to battle, expert in war, forty thousand. و در آن روز داود از خدا ترسان شده، گفت:« تابوت خدا را نزد خود چگونه بياورم؟» bible_en_fa And on the other side of Jordan, of the Reubenites, and the Gadites, and of the half tribe of Manasseh, with all manner of instruments of war for the battle, an hundred and twenty thousand. پس داود تابوت را نزد خود به شهر داود نياورد بلکه آن را به خانه عُوبيد اَدُوم جَتِّي برگردانيد.و تابوت خدا نزد خاندان عُوبيد اَدُوم در خانه اش سه ماه ماند و خداوند خانه عُوبيد اَدُوم و تمامي مايملک او را برکت داد. bible_en_fa All these men of war, that could keep rank, came with a perfect heart to Hebron, to make David king over all Israel: and all the rest also of Israel were of one heart to make David king. و تابوت خدا نزد خاندان عُوبيد اَدُوم در خانه اش سه ماه ماند و خداوند خانه عُوبيد اَدُوم و تمامي مايملک او را برکت داد. bible_en_fa And there they were with David three days, eating and drinking: for their brethren had prepared for them. و حيرام پادشاه صور، قاصدان با چوب سرو آزاد و بنايان و نجاران نزد داود فرستاده تا خانه اي براي او بسازند. bible_en_fa Moreover they that were nigh them, even unto Issachar and Zebulun and Naphtali, brought bread on asses, and on camels, and on mules, and on oxen, and meat, meal, cakes of figs, and bunches of raisins, and wine, and oil, and oxen, and sheep abundantly: for there was joy in Israel. و داود دانست که خداوند او را به پادشاهي اسرائيل استوار داشته است، زيرا که سلطنتش به خاطر قوم او اسرائيل به درجه بلند برافراشته شده بود. bible_en_fa And David consulted with the captains of thousands and hundreds, and with every leader. و داود در اورشليم با زنان گرفت، و داود پسران و دختران ديگر توليد نمود. bible_en_fa And David said unto all the congregation of Israel, If it seem good unto you, and that it be of the LORD our God, let us send abroad unto our brethren every where, that are left in all the land of Israel, and with them also to the priests and Levites which are in their cities and suburbs, that they may gather themselves unto us: و اين است نامهاي فرزنداني که در اورشليم براي وي به هم رسيدند: شَمُّوع و شُوباب و ناتان و سُليمان، bible_en_fa And let us bring again the ark of our God to us: for we inquired not at it in the days of Saul. و یبحار و اَلِيشُوع و اَلِيفالَط، bible_en_fa And all the congregation said that they would do so: for the thing was right in the eyes of all the people. و نُوجَه و نافَج و يافِيع، bible_en_fa So David gathered all Israel together, from Shihor of Egypt even unto the entering of Hamath, to bring the ark of God from Kirjath-jearim. و اَلِيشامَع و بَعلياداع و اَلِيفَلَط. bible_en_fa And David went up, and all Israel, to Baalah, that is, to Kirjath-jearim, which belonged to Judah, to bring up thence the ark of God the LORD, that dwelleth between the cherubims, whose name is called on it. و چون فلسطينيان شنيدند که داود به پادشاهي تمام اسرائيل مسح شده است، پس فلسطينيان برآمدند تا داود را (براي جنگ) بطلبند؛ و چون داود شنيد، به مقابله ايشان برآمد. bible_en_fa And they carried the ark of God in a new cart out of the house of Abinadab: and Uzza and Ahio drave the cart. و فلسطينيان آمده، در وادي رفائيم منتشر شدند. bible_en_fa And David and all Israel played before God with all their might, and with singing, and with harps, and with psalteries, and with timbrels, and with cymbals, and with trumpets. و داود از خدا مسألت نموده، گفت:« آيا به مقابله فلسطينيان برآيم و آيا ايشان را به دست من تسليم خواهي نمود؟» خداوند او را گفت:« برآي وايشان را به دست تو تسليم خواهم کرد.» bible_en_fa And when they came unto the threshingfloor of Chidon, Uzza put forth his hand to hold the ark; for the oxen stumbled. پس به بَعل فَراصِيم برآمدند و داود ايشان را در آنجا شکست داد و داود گفت:« خدا بر دشمنان من به دست من مثل رخنه آب رخنه کرده است.» بنابراين آن مکان را بَعل فَراصِيم نام نهادند. bible_en_fa And the anger of the LORD was kindled against Uzza, and he smote him, because he put his hand to the ark: and there he died before God. و خدايان خود را در آنجا ترک کردند و داود امر فرمود که آنها را به آتش بسوزانند. bible_en_fa And David was displeased, because the LORD had made a breach upon Uzza: wherefore that place is called Perez-uzza to this day. و فلسطينيان بار ديگر در آن وادي منتشر شدند. bible_en_fa And David was afraid of God that day, saying, How shall I bring the ark of God home to me? و داود باز از خدا سؤال نمود و خدا او را گفت:« از عقب ايشان مرو بلکه از ايشان رو گردانيده، در مقابل درختان توت به ايشان نزديک شو. bible_en_fa So David brought not the ark home to himself to the city of David, but carried it aside into the house of Obed-edom the Gittite. و چون در سر درختان توت آواز قدمها بشنوي، آنگاه براي جنگ بيرون شو، زيرا خدا پيش روي تو بيرون رفته است تا لشکر فلسطينيان را مغلوب سازد.» bible_en_fa And the ark of God remained with the family of Obed-edom in his house three months. And the LORD blessed the house of Obed-edom, and all that he had. پس داود بر وفق آنچه خدا اورا امر فرموده بود، عمل نمود و لشکر فلسطينيان را از جِبعُون تا جارز شکست دادند.و اسم داود در جميع اراضي شيوع يافت و خداوند ترس او را بر تمامي امّت ها مستولي ساخت. bible_en_fa Now Hiram king of Tyre sent messengers to David, and timber of cedars, with masons and carpenters, to build him an house. و اسم داود در جميع اراضي شيوع يافت و خداوند ترس او را بر تمامي امّت ها مستولي ساخت. bible_en_fa And David perceived that the LORD had confirmed him king over Israel, for his kingdom was lifted up on high, because of his people Israel. و داود در شهر خود خانه ها بنا کرد و مکاني براي تابوت خدا فراهم ساخته، خيمه اي به جهت آن برپا نمود. bible_en_fa And David took more wives at Jerusalem: and David begat more sons and daughters. آنگاه داود فرمود که غير از لاويان کسي تابوت خدا را برندارد زيرا خداوند ايشان را برگزيده بود تا تابوت خدا بردارند و او را هميشه خدمت نمايند. bible_en_fa Now these are the names of his children which he had in Jerusalem; Shammua, and Shobab, Nathan, and Solomon, و داود تمامي اسرائيل را در اورشليم جمع کرد تا تابوت خداوند را به مکاني که برايش مهيا ساخته بود، بياورند. bible_en_fa And Ibhar, and Elishua, and Elpalet, و داود پسران هارون و لاويان را جمع کرد. bible_en_fa And Nogah, and Nepheg, and Japhia, از بني قَهات اُوريئيلِ رئيس وصد بيست نفر برادرانش را. bible_en_fa And Elishama, and Beeliada, and Eliphalet. از بني مَراري، عَساياي رئيس ودوست بيست نفر برادرانش را. bible_en_fa And when the Philistines heard that David was anointed king over all Israel, all the Philistines went up to seek David. And David heard of it, and went out against them. از بني جَرشُوم، يوئيل رئيس و صد وسي نفر برادرانش را. bible_en_fa And the Philistines came and spread themselves in the valley of Rephaim. از بني اليصافان، شَمَعياي رئيس و دوست نفر برادرانش را. bible_en_fa And David inquired of God, saying, Shall I go up against the Philistines? and wilt thou deliver them into mine hand? And the LORD said unto him, Go up; for I will deliver them into thine hand. از بني حَبرُون، اِيلِيئيل رئيس و هشتاد نفر برادرانش را. bible_en_fa So they came up to Baal-perazim; and David smote them there. Then David said, God hath broken in upon mine enemies by mine hand like the breaking forth of waters: therefore they called the name of that place Baal-perazim. از بني عُزّيئيل، عَمِّيناداب رئيس وصد و دوازده نفر برادرانش را. bible_en_fa And when they had left their gods there, David gave a commandment, and they were burned with fire. و داود صادوق و ابياتارِکَهَنَه و لاويان يعني اُرِيئيل و عَسايا و يوئيل و شَمَعيا و اِيليئيل و عَمِّيناداب را خوانده، bible_en_fa And the Philistines yet again spread themselves abroad in the valley. به ايشان گفت: «شما رؤساي خاندانهاي آباي لاويان هستيد؛ پس شما و برادران شما خويشتن را تقديس نماييد تا تابوت يهُوَه خداي اسرائيل را به مکاني که برايش مهيا ساخته ام بياوريد. bible_en_fa Therefore David inquired again of God; and God said unto him, Go not up after them; turn away from them, and come upon them over against the mulberry trees. زيرا از اين سبب که شما دفعه اول آن را نياورديد، يهُوَه خداي ما بر ما رخنه کرد، چونکه او را بر حسب قانون نطلبيديم.» bible_en_fa And it shall be, when thou shalt hear a sound of going in the tops of the mulberry trees, that then thou shalt go out to battle: for God is gone forth before thee to smite the host of the Philistines. پس کاهنان و لاويان خويشتن را تقديس نمودند تا تابوت يهُوَه خداي اسرائيل را بياورند. bible_en_fa David therefore did as God commanded him: and they smote the host of the Philistines from Gibeon even to Gazer. و پسران لاويان بر وفق آنچه موسي بر حسب کلام خداوند امر فرموده بود، چوب دستيهاي تابوت خدا را بر کتفهاي خود گذاشته، آن را برداشتند. bible_en_fa And the fame of David went out into all lands; and the LORD brought the fear of him upon all nations. و داود رؤساي لاويان را فرمود تا برادران خود مغنيان را با آلات موسيقي از عودها و بربطها سنجها تعين نمايند، تا به آواز بلند و شادماني صدا زنند. bible_en_fa And David made him houses in the city of David, and prepared a place for the ark of God, and pitched for it a tent. پس لاويان هِيمان بن يوئيل و از برادران او آساف بن بَرَکيا و از برادران ايشان بني مَراري ايتان بن قُوشيا را تعيين نمودند. bible_en_fa Then David said, None ought to carry the ark of God but the Levites: for them hath the LORD chosen to carry the ark of God, and to minister unto him for ever. و با ايشان از برادران درجه دوم خود: زکريا و بَين و يعريئيل شَميراموت و يحيئيل و عُنِّي و اَلِيآب و بنايا و مَعَسيا و مَتِّتيا و اَليفَليا و مَقَنيا و عُوبيد اَدُوم و يعِيئِيل دربانان را. bible_en_fa And David gathered all Israel together to Jerusalem, to bring up the ark of the LORD unto his place, which he had prepared for it. و از مغنيان: هِيمان و آساف و ايتان را با سنجهاي برنجين تا بنوازند. bible_en_fa And David assembled the children of Aaron, and the Levites: و زَکرّيا و عَزِيئيل و شَميراموت و يحيئيل و عُنِّي و اَليآب و مَعَسيا و بنايا را با عودها بر آلاموت. bible_en_fa Of the sons of Kohath; Uriel the chief, and his brethren an hundred and twenty: و مَتَّتيا و اَليفَليا و مَقَنيا و عُوبيد اَدُوم و يعِيئيل و عَزَريا را با بربطهاي بر ثَمانِي تا پيشرَوِي نمايند. bible_en_fa Of the sons of Merari; Asaiah the chief, and his brethren two hundred and twenty: و کَنَنيا رئيس لاويان بر نغمات بود و مغنّيان را تعليم مي داد زيرا که ماهر بود. bible_en_fa Of the sons of Gershom; Joel the chief, and his brethren an hundred and thirty: و بَرَکيا و اَلقانَه دربانان تابوت بودند. bible_en_fa Of the sons of Elizaphan; Shemaiah the chief, and his brethren two hundred: و شَبَنيا و يوشافاط و نَتَنئيل و عَماساي و زَکريا و بَنايا و اَلَيعَزَر کَهَنَه پيش تابوت خدا کرنا مي نواختند، و عوبيد اَدُوم و يحيي دربانانِ تابوت بودند. bible_en_fa Of the sons of Hebron; Eliel the chief, and his brethren fourscore: و داود و مشايخ اسرائيل و سرداران هزاره رفتند تا تابوت عهد خداوند را از خانه عوبيد اَدُوم با شادماني بياورند. bible_en_fa Of the sons of Uzziel; Amminadab the chief, and his brethren an hundred and twelve. و چون خدا لاويان را که تابوت عهد خداوند را برمي داشتند اعانت کرد، ايشان هفت گاو و هفت قوچ ذبح کردند. bible_en_fa And David called for Zadok and Abiathar the priests, and for the Levites, for Uriel, Asaiah, and Joel, Shemaiah, and Eliel, and Amminadab, و داود و جميع لاوياني که تابوت را برمي داشتند و مغنيان و کَنَنيا که رئيس نغمات مغنيان بود به کتان نازک ملبس بودند، و داود ايفود کتان دربرداشت. bible_en_fa And said unto them, Ye are the chief of the fathers of the Levites: sanctify yourselves, both ye and your brethren, that ye may bring up the ark of the LORD God of Israel unto the place that I have prepared for it. و تمامي اسرائيل تابوت عهد خداوند را به آواز شادماني و آواز بوق و کرّنا و سنج و عود و بربط مي نواختند.و چون تابوت عهد خداوند وارد شهر داود مي شد، ميکال دختر شاؤل از پنجره نگريست و داود پادشاه را ديد که رقص و وجد مي نمايد، او را در دل خود خوار شمرد. bible_en_fa For because ye did it not at the first, the LORD our God made a breach upon us, for that we sought him not after the due order. و چون تابوت عهد خداوند وارد شهر داود مي شد، ميکال دختر شاؤل از پنجره نگريست و داود پادشاه را ديد که رقص و وجد مي نمايد، او را در دل خود خوار شمرد. bible_en_fa So the priests and the Levites sanctified themselves to bring up the ark of the LORD God of Israel. و تابوت خدا را آورده، آن را در خيمه اي که داود برايش برپا کرده بود، گذاشتند؛ و قرباني هاي سوختني و ذبايح سلامتي به حضور خدا گذرانيدند. bible_en_fa And the children of the Levites bare the ark of God upon their shoulders with the staves thereon, as Moses commanded according to the word of the LORD. و چون داود از گذرانيدن قرباني هاي سوختني و ذبايح سلامتي فارغ شد، قوم را به اسم خداوند برکت داد. bible_en_fa And David spake to the chief of the Levites to appoint their brethren to be the singers with instruments of musick, psalteries and harps and cymbals, sounding, by lifting up the voice with joy. و به جميع اسرائيليان به مردان و زنان به هر يکي يک گرده نان و يک پاره گوشت ويک قرص کشمش بخشيد. bible_en_fa So the Levites appointed Heman the son of Joel; and of his brethren, Asaph the son of Berechiah; and of the sons of Merari their brethren, Ethan the son of Kushaiah; و بعضي لاويان براي خدمتگزاري پيش تابوت خداوند تعيين نمود تا يهُوَه خداي اسرائيل را ذکر نمايند و شکر گويند و تسبيح خوانند، bible_en_fa And with them their brethren of the second degree, Zechariah, Ben, and Jaaziel, and Shemiramoth, and Jehiel, and Unni, Eliab, and Benaiah, and Maaseiah, and Mattithiah, and Elipheleh, and Mikneiah, and Obed-edom, and Jeiel, the porters. يعني آساف رئيس و بعد از او زکريا و يعيئيل و شَمِيرامُوت و يحيئيل و مَتَّتيا و اَلِيآب و بنايا و عُوبيد اَدُوم و يعيئيل را با عودها و بربطها و آساف با سنجها مي نواخت. bible_en_fa So the singers, Heman, Asaph, and Ethan, were appointed to sound with cymbals of brass; و بنايا و يحزِيئيل کهنه پيش تابوت عهد خدا با کرّناها دائماً (حاضر مي بودند). bible_en_fa And Zechariah, and Aziel, and Shemiramoth, and Jehiel, and Unni, and Eliab, and Maaseiah, and Benaiah, with psalteries on Alamoth; پس در همان روز داود اولاً (اين سرود را) به دست آساف و برادرانش داد تا خداوند را تسبيح بخوانند: bible_en_fa And Mattithiah, and Elipheleh, and Mikneiah, and Obed-edom, and Jeiel, and Azaziah, with harps on the Sheminith to excel. يهُوَه را حمد گوييد و نام او را بخوانيد. اعمال او را در ميان قومها اعلام نماييد. bible_en_fa And Chenaniah, chief of the Levites, was for song: he instructed about the song, because he was skilful. اورا بسراييد براي او تسبيح بخوانيد. در تمامي کارهاي عجيب او تفکر نماييد. bible_en_fa And Berechiah and Elkanah were doorkeepers for the ark. در نام قدّوس او فخر کنيد. دل طالبان خداوند شادمان باشد. bible_en_fa And Shebaniah, and Jehoshaphat, and Nethaneel, and Amasai, and Zechariah, and Benaiah, and Eliezer, the priests, did blow with the trumpets before the ark of God: and Obed-edom and Jehiah were doorkeepers for the ark. خداوند و قوت او را بطلبيد. روي او را پيوسته طالب باشيد. bible_en_fa So David, and the elders of Israel, and the captains over thousands, went to bring up the ark of the covenant of the LORD out of the house of Obed-edom with joy. کارهاي عجيب را که او کرده است، بياد آوريد، آيات او را و داوريهاي دهان وي را، bible_en_fa And it came to pass, when God helped the Levites that bare the ark of the covenant of the LORD, that they offered seven bullocks and seven rams. اي ذريت بنده او اسرائيل! اي فرزندان يعقوب برگزيده او! bible_en_fa And David was clothed with a robe of fine linen, and all the Levites that bare the ark, and the singers, and Chenaniah the master of the song with the singers: David also had upon him an ephod of linen. يهُوَه خداي ما است. داوريهاي او در تمامي جهان است. bible_en_fa Thus all Israel brought up the ark of the covenant of the LORD with shouting, and with sound of the cornet, and with trumpets, and with cymbals, making a noise with psalteries and harps. عهد او را بياد آوريد تا ابدالآباد، و کلامي را که به هزاران پشت فرموده است، bible_en_fa And it came to pass, as the ark of the covenant of the LORD came to the city of David, that Michal the daughter of Saul looking out at a window saw king David dancing and playing: and she despised him in her heart. آن عهدي را که با ابراهيم بسته، و قَسَمي را که براي اسحاق خورده است، bible_en_fa So they brought the ark of God, and set it in the midst of the tent that David had pitched for it: and they offered burnt sacrifices and peace offerings before God. و آن را براي يعقوب فريضه قرار داد و براي اسرائيل عهد جاوداني؛ bible_en_fa And when David had made an end of offering the burnt offerings and the peace offerings, he blessed the people in the name of the LORD. و گفت زمين کَنعان را به تو خواهم داد، تا حصه ميراث شما شود، bible_en_fa And he dealt to every one of Israel, both man and woman, to every one a loaf of bread, and a good piece of flesh, and a flagon of wine. هنگامي که عددي معدود بوديد، قليل العدد و غربا در آنجا، bible_en_fa And he appointed certain of the Levites to minister before the ark of the LORD, and to record, and to thank and praise the LORD God of Israel: و از اُمّتي تا اُمّتي سرگردان مي بودند، واز يک مملکت تا قوم ديگر. bible_en_fa Asaph the chief, and next to him Zechariah, Jeiel, and Shemiramoth, and Jehiel, and Mattithiah, and Eliab, and Benaiah, and Obed-edom: and Jeiel with psalteries and with harps; but Asaph made a sound with cymbals; او نگذاشت که کسي بر ايشان ظلم کند، بلکه پادشاهان را به خاطر ايشان توبيخ نمود، bible_en_fa Benaiah also and Jahaziel the priests with trumpets continually before the ark of the covenant of God. که بر مسيحان من دست مگذاريد، و انبياي مرا ضرر مرسانيد. bible_en_fa Then on that day David delivered first this psalm to thank the LORD into the hand of Asaph and his brethren. اي تمامي زمين يهُوَه را بسراييد. نجات او را روز به روز بشارت دهيد. bible_en_fa Give thanks unto the LORD, call upon his name, make known his deeds among the people. در ميان امّت ها جلال او را ذکر کنيد، و کارهاي عجيب او را در جميع قوم ها. bible_en_fa Sing unto him, sing psalms unto him, talk ye of all his wondrous works. زيرا خداوند عظيم است و بي نهايت محمود؛ و او مُهيب است بر جميع خدايان. bible_en_fa Glory ye in his holy name: let the heart of them rejoice that seek the LORD. زيرا جميع خدايان امّت ها بتهايند. اما يهُوَه آسمانها را آفريد. bible_en_fa Seek the LORD and his strength, seek his face continually. مجد و جلال به حضور وي است؛ قوت و شادماني در مکان او است. bible_en_fa Remember his marvellous works that he hath done, his wonders, and the judgments of his mouth; اي قبايل قوم ها خداوند را توصيف نماييد. خداوند را به جلال و قوت توصيف نماييد. bible_en_fa O ye seed of Israel his servant, ye children of Jacob, his chosen ones. خداوند را به جلال اسم او توصيف نماييد. هدايا بياوريد و به حضور وي بياييد. خداوند را در زينت قدوسيت بپرستيد. bible_en_fa He is the LORD our God; his judgments are in all the earth. اي تمامي زمين از حضور وي بلرزيد. ربع مسکون نيز پايدار شد و جنبش نخواهد خورد. bible_en_fa Be ye mindful always of his covenant; the word which he commanded to a thousand generations; آسمان شادي کند و زمين سرور نمايد، و در ميان اُمّت ها بگويند که يهُوَه سلطنت مي کند. bible_en_fa Even of the covenant which he made with Abraham, and of his oath unto Isaac; دريا و پري آن غرش نمايد؛ و صحرا و هر چه در آن است به وجد آيد. bible_en_fa And hath confirmed the same to Jacob for a law, and to Israel for an everlasting covenant, آنگاه درختان جنگل ترنم خواهند نمود، به حضور خداوند زيرا که براي داوري جهان مي آيد. bible_en_fa Saying, Unto thee will I give the land of Canaan, the lot of your inheritance; يهُوَه را حمد بگوييد زيرا که نيکو است. زيرا که رحمت او تا ابدالآد است. bible_en_fa When ye were but few, even a few, and strangers in it. و بگوييد اي خداي نجات ما ما را نجات بده. و ما را جمع کرده، از ميان اُمت ها رهايي بخش. تا نام قدوس تو را حمد گوييم، و در تسبيح تو فخر نماييم. bible_en_fa And when they went from nation to nation, and from one kingdom to another people; يهُوَه خداي اسرائيل متبارک باد. از ازل تا ابدالآباد. bible_en_fa He suffered no man to do them wrong: yea, he reproved kings for their sakes, پس آساف و برادرانش را آنجا پيش تابوت عهد خداوند گذاشت تا هميشه پيش تابوت به خدمت هر روز در روزش مشغول باشند. bible_en_fa Saying, Touch not mine anointed, and do my prophets no harm. و عُوبيد اَدُوم و شصت و هشت نفر برادران ايشان و عُوبيد اَدُوم بن يدِيتُون و حُوسَه دربانان را. bible_en_fa Sing unto the LORD, all the earth; shew forth from day to day his salvation. و صادوقِ کاهن و کاهنان برادرانش را پيش مسکن خداوند در مکان بلندي که در جِبعُون بود، bible_en_fa Declare his glory among the heathen; his marvellous works among all nations. تا قرباني هاي سوختني براي خداوند بر مذبح قرباني سوختني دائماً صبح و شام بگذرانند بر حسب آنچه در شريعت خداوند که آن را به اسرائيل امر فرموده بود مکتوب است. bible_en_fa For great is the LORD, and greatly to be praised: he also is to be feared above all gods. و با ايشان هِيمان و يدُوتُون و ساير برگزيدگاني را که اسم ايشان ذکر شده بود تا خداوند را حمد گويند زيرا که رحمت او تا ابدالآباد است. bible_en_fa For all the gods of the people are idols: but the LORD made the heavens. و همراه ايشان هِيمان و يدُوتُون را با کّرناها و سنجها و آلات نغمات خدا به جهت نوازندگان و پسران يدُوتُون را تا نزد دروازه باشند.پس تمامي قوم هر يکي به خانه خود رفتند، اما داود برگشت تا خانه خود را تبرک نمايد. bible_en_fa Glory and honour are in his presence; strength and gladness are in his place. پس تمامي قوم هر يکي به خانه خود رفتند، اما داود برگشت تا خانه خود را تبرک نمايد. bible_en_fa Give unto the LORD, ye kindreds of the people, give unto the LORD glory and strength. و واقع شد چون داود در خانه خود نشسته بود که داود به ناتان نبي گفت:« اينک من خانه سرو آزاد ساکن مي باشم و تابوت عهد خداوند زير پرده ها است.» bible_en_fa Give unto the LORD the glory due unto his name: bring an offering, and come before him: worship the LORD in the beauty of holiness. ناتان به داود گفت:« هر آنچه در دلت باشد به عمل آور زيرا خدا با تو است.» bible_en_fa Fear before him, all the earth: the world also shall be stable, that it be not moved. و در آن شب واقع شد که کلام خدا به ناتان نازل شده،گفت: bible_en_fa Let the heavens be glad, and let the earth rejoice: and let men say among the nations, The LORD reigneth. « برو و به بنده من داود بگو خداوند چنين مي فرمايد: تو خانه اي براي سکونت من بنا نخواهي کرد. bible_en_fa Let the sea roar, and the fulness thereof: let the fields rejoice, and all that is therein. زيرا از روزي که بني اسرائيل را بيرون آوردم تا امروز در خانه ساکن نشده ام بلکه از خيمه به خيمه و مسکن به مسکن گردش کرده ام . bible_en_fa Then shall the trees of the wood sing out at the presence of the LORD, because he cometh to judge the earth. و به هر جايي که با تمامي اسرائيل گردش کرده ام، آيا به احدي از داوران اسرائيل که براي رعايت قوم خود مأمور داشتم، سخني گفتم که چرا خانه اي از سرو آزاد براي من بنا نکرديد؟ bible_en_fa O give thanks unto the LORD; for he is good; for his mercy endureth for ever. و حال به بنده من داود چنين بگو: يهُوَه صبايوت چنين مي فرمايد: من تو را از چراگاه از عقب گوسفندان گرفتم تا پيشواي قوم من اسرائيل باشي. bible_en_fa And say ye, Save us, O God of our salvation, and gather us together, and deliver us from the heathen, that we may give thanks to thy holy name, and glory in thy praise. و هر جايي که مي رفتي، من با تو مي بودم و جميع دشمنانت را از حضور تو منقطع ساختم و براي تو اسمي مثل اسم بزرگاني که بر زمين اند پيدا کردم. bible_en_fa Blessed be the LORD God of Israel for ever and ever. And all the people said, Amen, and praised the LORD. و به جهت قوم خود اسرائيل مکاني تعيين نمودم و ايشان را غرس کردم تا در مکان خويش ساکن شده، باز متحرک نشوند، و شريران ايشان را ديگر مثل سابق ذليل نسازند. bible_en_fa So he left there before the ark of the covenant of the LORD Asaph and his brethren, to minister before the ark continually, as every day's work required: و از ايامي که داوران را بر قوم خود اسرائيل تعيين نمودم و تمامي دشمنانت را مغلوب ساختم، تو را خبر مي دادم که خداوند خانه اي براي تو بنا خواهد نمود. bible_en_fa And Obed-edom with their brethren, threescore and eight; Obed-edom also the son of Jeduthun and Hosah to be porters: و چون روزهاي عمر تو تمام شود که نزد پدران خود رحلت کني، آنگاه ذريت تو را که پسران تو خواهد بود، بعد از تو خواهم برانگيخت و سلطنت او را پايدار خواهم نمود. bible_en_fa And Zadok the priest, and his brethren the priests, before the tabernacle of the LORD in the high place that was at Gibeon, او خانه اي براي من بنا خواهد کرد و من کرسي او را تا به ابد استوار خواهم ساخت. bible_en_fa To offer burnt offerings unto the LORD upon the altar of the burnt offering continually morning and evening, and to do according to all that is written in the law of the LORD, which he commanded Israel; من او را پدر خواهم بود و او مرا پسر خواهد بود و رحمت خود را از او دور نخواهم کرد چنانکه آن را از کسي که قبل از تو بود دور کردم. bible_en_fa And with them Heman and Jeduthun, and the rest that were chosen, who were expressed by name, to give thanks to the LORD, because his mercy endureth for ever; و او را در خانه و سلطنت خودم تا به ابد پايدار خواهم ساخت و کرسي او استوار خواهد ماند تا ابدالآباد.» bible_en_fa And with them Heman and Jeduthun with trumpets and cymbals for those that should make a sound, and with musical instruments of God. And the sons of Jeduthun were porters. بر حسب تمامي اين کلمات و مطابق تمامي اين رؤيا ناتان به داود تکلم نمود. bible_en_fa And all the people departed every man to his house: and David returned to bless his house. و داود پادشاه داخل شده، به حضور خداوند نشست و گفت:« اي يهُوَه خدا، من کيستم و خاندان من چيست که مرا به اين مقام رسانيدي؟ bible_en_fa Now it came to pass, as David sat in his house, that David said to Nathan the prophet, Lo, I dwell in an house of cedars, but the ark of the covenant of the LORD remaineth under curtains. و اين نيز در نظر تو اي خدا امر قليل نمود زيرا که درباره خانه بنده ات نيز براي زمان طويل تکلم نمودي و مرا اي يهُوَه خدا، مثل مرد بلند مرتبه منظور داشتي. bible_en_fa Then Nathan said unto David, Do all that is in thine heart; for God is with thee. و داود ديگر درباره اکرامي که به بنده خود کردي، نزد تو چه تواند افزود زيرا که تو بنده خود را مي شناسي. bible_en_fa And it came to pass the same night, that the word of God came to Nathan, saying, اي خداوند، به خاطر بنده خود و موافق دل خويش جميع اين کارهاي عظيم را به جا آوردي تا تمامي اين عظمت را ظاهر سازي. bible_en_fa Go and tell David my servant, Thus saith the LORD, Thou shalt not build me an house to dwell in: اي يهُوَه مثل تو کسي نيست و غير از تو خدايي ني. موافق هر آنچه به گوشهاي خود شنيديم، bible_en_fa For I have not dwelt in an house since the day that I brought up Israel unto this day; but have gone from tent to tent, and from one tabernacle to another. و مثل قوم تو اسرائيل کدام امتي بر روي زمين است که خدا بيايد تا ايشان را فديه داده، براي خويش قوم بسازد، و به کارهاي عظيم و مهيب اسمي براي خود پيدا نمايي و امّت ها را از حضور قوم خود که ايشان را از مصر فديه دادي، اخراج نمايي. bible_en_fa Wheresoever I have walked with all Israel, spake I a word to any of the judges of Israel, whom I commanded to feed my people, saying, Why have ye not built me an house of cedars? و قوم خود اسرائيل را براي خويش تا به ابد قوم ساختني و تو اي يهُوَه خداي ايشان شدي. bible_en_fa Now therefore thus shalt thou say unto my servant David, Thus saith the LORD of hosts, I took thee from the sheepcote, even from following the sheep, that thou shouldest be ruler over my people Israel: « و الآن اي خداوند کلامي که درباره بنده ات و خانه اش گفتي تا به ابد استوار شود و بر حسب آنچه گفتي عمل نما. bible_en_fa And I have been with thee whithersoever thou hast walked, and have cut off all thine enemies from before thee, and have made thee a name like the name of the great men that are in the earth. و اسم تو تا به ابد استوار و معظم بماند تا گفته شود که يهُوَه صبايوت خداي اسرائيل خداي اسرائيل است و خاندان بنده ات داود به حضور تو پايدار بماند. bible_en_fa Also I will ordain a place for my people Israel, and will plant them, and they shall dwell in their place, and shall be moved no more; neither shall the children of wickedness waste them any more, as at the beginning, زيرا تو اي خداي من بر بنده خود کشف نمودي که خانه اي برايش بنا خواهي نمود؛ بنابراين بنده ات جرأت کرده است که اين دعا را نزد تو بگويد. bible_en_fa And since the time that I commanded judges to be over my people Israel. Moreover I will subdue all thine enemies. Furthermore I tell thee that the LORD will build thee an house. و الآن اي يهُوَه، تو خدا هستي و اين احسان را به بنده خود وعده دادي.و الآن تو را پسند آمد که خانه بنده خود را برکت دهي تا در حضور تو تا به ابد بماند زيرا که تو اي خداوند برکت داده اي و مبارک خواهد بود تا ابدالآباد.» bible_en_fa And it shall come to pass, when thy days be expired that thou must go to be with thy fathers, that I will raise up thy seed after thee, which shall be of thy sons; and I will establish his kingdom. و الآن تو را پسند آمد که خانه بنده خود را برکت دهي تا در حضور تو تا به ابد بماند زيرا که تو اي خداوند برکت داده اي و مبارک خواهد بود تا ابدالآباد.» bible_en_fa He shall build me an house, and I will stablish his throne for ever. و بعد از اين واقع شد که داود فلسطينيان را شکست داده، مغلوب ساخت و جَتّ و قريه هايش را از دست فلسطينيان گرفت. bible_en_fa I will be his father, and he shall be my son: and I will not take my mercy away from him, as I took it from him that was before thee: و موآب را شکست داد و موآبيان بندگان داود شده، هدايا آوردند. bible_en_fa But I will settle him in mine house and in my kingdom for ever: and his throne shall be established for evermore. و داود هَدَرعَزَر پادشاه صُوبَه را در حَمات هنگامي که مي رفت تا سلطنت خود را نزد نهر فرات استوار سازد، شکست داد. bible_en_fa According to all these words, and according to all this vision, so did Nathan speak unto David. و داود هزار ارابه و هفت هزار سوار و بيست هزار پياده از او گرفت، و داود تمامي اسبان ارابه را پي کرد، اما از آنها براي صد ارابه نگاه داشت. bible_en_fa And David the king came and sat before the LORD, and said, Who am I, O LORD God, and what is mine house, that thou hast brought me hitherto? و چون اَراميانِ دمشق به مدد هَدَرعَزَر پادشاه صُوبَه آمدند، داود بيست و دو هزار نفر از اَراميان را کشت. bible_en_fa And yet this was a small thing in thine eyes, O God; for thou hast also spoken of thy servant's house for a great while to come, and hast regarded me according to the estate of a man of high degree, O LORD God. و داود در اَرامِ دمشق (قراولان) گذاشت و اَراميان بندگان داود شده، هدايا آوردند. و خداوند داود را در هر جا که مي رفت نصرت مي داد. bible_en_fa What can David speak more to thee for the honour of thy servant? for thou knowest thy servant. و داود سپرهاي طلا را که بر خادمان هَدَرعَزَر بود گرفته، آنها را به اورشليم آورد. bible_en_fa O LORD, for thy servant's sake, and according to thine own heart, hast thou done all this greatness, in making known all these great things. و داود از طِبحَت و کُون شهرهاي هَدَرعَزَر برنج از حد زياده گرفت که از آن سُليمان درياچه و ستونها و ظروف برنجين ساخت. bible_en_fa O LORD, there is none like thee, neither is there any God beside thee, according to all that we have heard with our ears. و چون تُوعُو پادشاه حَمات شنيد که داود تمامي لشکر هَدَرعَزَر پادشاه صُوبَه را شکست داده است، bible_en_fa And what one nation in the earth is like thy people Israel, whom God went to redeem to be his own people, to make thee a name of greatness and terribleness, by driving out nations from before thy people, whom thou hast redeemed out of Egypt? پسر خود هَدُرام را نزد داود پادشاه فرستاد تا سلامتي او بپرسد و او را تَهنِيت گويد از آن جهت که با هَدَرعَزَر جنگ نموده او را شکست داده بود، زيرا هَدَرعَزَر با تُوعُو مقاتله مي نمود؛ و هر قِسم ظروف طلا و نقره و برنج (با خود آورد). bible_en_fa For thy people Israel didst thou make thine own people for ever; and thou, LORD, becamest their God. و داود پادشاه آنها را نيز براي خداوند وقف نمود، با نقره و طلايي که از جميع امّت ها يعني از اَدُوم و موآب و بني عَمُّون و فلسطينيان و عَمالَقَه آورده بود. bible_en_fa Therefore now, LORD, let the thing that thou hast spoken concerning thy servant and concerning his house be established for ever, and do as thou hast said. و اَبِشاي ابن صَرُويه هجده هزار نفر از اَدُوميان را در وادي مِلح کشت. bible_en_fa Let it even be established, that thy name may be magnified for ever, saying, The LORD of hosts is the God of Israel, even a God to Israel: and let the house of David thy servant be established before thee. و در اَدُوم قراولان قرار داد و جميع اَدُوميان بندگان داود شدند و خداوند داود را در هر جايي که مي رفت نصرت مي داد. bible_en_fa For thou, O my God, hast told thy servant that thou wilt build him an house: therefore thy servant hath found in his heart to pray before thee. و داود بر تمامي اسرائيل سلطنت نمود، انصاف و عدالت را بر تمامي قوم خود مجزا مي داشت. bible_en_fa And now, LORD, thou art God, and hast promised this goodness unto thy servant: و يوآب بن صَرُويه سردار لشکر بود و يهوشافاط بن اَخِيلُود وقايع نگار. bible_en_fa Now therefore let it please thee to bless the house of thy servant, that it may be before thee for ever: for thou blessest, O LORD, and it shall be blessed for ever. و صادوق بن اَخِيطُوب و ابيمَلِک بن اَبياتار کاهن بودند و شوشا کاتب بود.و بنايا ابن يهُوياداع رئيس کَريتيان و فَلِيتيان و پسران داود نزد پادشاه مقدم بودند. bible_en_fa Now after this it came to pass, that David smote the Philistines, and subdued them, and took Gath and her towns out of the hand of the Philistines. و بنايا ابن يهُوياداع رئيس کَريتيان و فَلِيتيان و پسران داود نزد پادشاه مقدم بودند. bible_en_fa And he smote Moab; and the Moabites became David's servants, and brought gifts. و بعد از اين واقع شد که ناحاش، پادشاه بني عَمُّون مرد و پسرش در جاي او سلطنت نمود. bible_en_fa And David smote Hadarezer king of Zobah unto Hamath, as he went to stablish his dominion by the river Euphrates. و داود گفت:« با حانُون بن ناحاش احسان نمايم چنانکه پدرش به من احسان کرد.» پس داود قاصدان فرستاد تا او را درباره پدرش تعزيت گويند. و خادمان داود به زمين بني عَمُّون نزد حانُون براي تعزيت وي آمدند. bible_en_fa And David took from him a thousand chariots, and seven thousand horsemen, and twenty thousand footmen: David also houghed all the chariot horses, but reserved of them an hundred chariots. و سروران بني عَمُّون به حانُون گفتند:« آيا گمان مي بري که به جهت تکريم پدر تو است که داود تعزيت کنندگان نزد تو فرستاده است؟ ني بلکه بندگانش به جهت تفحص و انقلاب و جاسوسي زمين نزد تو آمدند.» bible_en_fa And when the Syrians of Damascus came to help Hadarezer king of Zobah, David slew of the Syrians two and twenty thousand men. پس حانُون خادمان داود را گرفته، ريش ايشان را تراشيد و لباسهاي ايشان را از ميان تا جاي نشستن دريده، ايشان را رها کرد. bible_en_fa Then David put garrisons in Syria-damascus; and the Syrians became David's servants, and brought gifts. Thus the LORD preserved David whithersoever he went. و چون بعضي آمده، داود را از حالت آن کسان خبر دادند، به استقبال ايشان فرستاد زيرا که ايشان بسيار خجل بودند، و پادشاه گفت:« در اَريحا بمانيد تا ريشهاي شما درآيد و بعد از آن برگرديد.» bible_en_fa And David took the shields of gold that were on the servants of Hadarezer, and brought them to Jerusalem. و چون بني عَمُّون ديدند که نزد داود مکروه شده اند، حانُون و بني عَمُّون هزار وزنه نقره فرستادند تا ارابه ها و سواران از اَرام نَهرَين و اَرام مَعکَه و صُوبَه براي خود اجير سازند. bible_en_fa Likewise from Tibhath, and from Chun, cities of Hadarezer, brought David very much brass, wherewith Solomon made the brasen sea, and the pillars, and the vessels of brass. پس سي و دو هزار ارابه و پادشاه مَعکَه و جمعيت او را براي خود اجير کردند، و ايشان بيرون آمده، در مقابل مِيدَبا اُردو زدند، و بني عَمُّون از شهر هاي خود جمع شده، براي مقاتله آمدند. bible_en_fa Now when Tou king of Hamath heard how David had smitten all the host of Hadarezer king of Zobah; و چون داود اين را شنيد، يوآب و تمامي لشکر شجاعان را فرستاد. bible_en_fa He sent Hadoram his son to king David, to inquire of his welfare, and to congratulate him, because he had fought against Hadarezer, and smitten him; (for Hadarezer had war with Tou;) and with him all manner of vessels of gold and silver and brass. و بني عَمُّون بيرون آمده، نزد دروازه شهر براي جنگ صف آرايي نمودند. و پادشاهاني که آمده بودند، در صحرا عليحده بودند. bible_en_fa Them also king David dedicated unto the LORD, with the silver and the gold that he brought from all these nations; from Edom, and from Moab, and from the children of Ammon, and from the Philistines, and from Amalek. و چون يوآب ديد که روي صفوف جنگ، هم از پيش و هم از عقبش بود، از تمامي برگزيدگان اسرائيل گروهي را انتخاب کرده، در مقابل اَرميان صف آرايي نمود. bible_en_fa Moreover Abishai the son of Zeruiah slew of the Edomites in the valley of salt eighteen thousand. و بقيه قوم را به دست برادر خود اَبِشاي سپرده و به مقابل بني عَمُّون صف کشيدند. bible_en_fa And he put garrisons in Edom; and all the Edomites became David's servants. Thus the LORD preserved David whithersoever he went. و گفت:« اگر اَرميان بر من غالب آيند، به مدد من بيا؛ و اگر بني عَمُّون بر تو غالب آيند، به جهت امداد تو خواهم آمد. bible_en_fa So David reigned over all Israel, and executed judgment and justice among all his people. دلير باش که به جهت قوم خويش و به جهت شهر هاي خداي خود مردانه بکوشيم و خداوند آنچه را در نظرش پسند آيد بکند.» bible_en_fa And Joab the son Zeruiah was over the host; and Jehoshaphat the son of Ahilud, recorder. پس يوآب و گروهي که همراهش بودند، نزديک شدند تا با اَرميان جنگ کنند و ايشان از حضور وي فرار کردند. bible_en_fa And Zadok the son of Ahitub, and Abimelech the son of Abiathar, were the priests; and Shavsha was scribe; و چون بني عَمُّون ديدند که اَراميان فرار کردند، ايشان نيز از حضور برادرش اَبِشاي گريخته، داخل شهر شدند؛ و يوآب به اورشليم برگشت. bible_en_fa And Benaiah the son of Jehoiada was over the Cherethites and the Pelethiten of Ahitub, and Abimelech the son of Abiathar, were the priests; and Shavsha was scribe; و چون اَراميان ديدند که از حضور اسرائيل شکست يافتند، ايشان قاصدان فرستاده، اَراميان را که به آن طرف نهر بودند، و شُوفَک سردار لشکر هَدَرعَزَر پيشواي ايشان بود. bible_en_fa And Benaiah the son of Jehoiada was over the Cherethites and the Pelethites; and the sons of David were chief about the king. و چون خبر به داود رسيد، تمامي اسرائيل را جمع کرده، از اُردُن عبور نمود وبه ايشان رسيده، مقابل ايشان صف آرايي نمود. و چون داود جنگ را با اَراميان آراسته بود، ايشان با وي جنگ کردند. bible_en_fa Now it came to pass after this, that Nahash the king of the children of Ammon died, and his son reigned in his stead. و اَراميان از حضور اسرائيل فرار کردند و داود مردان هفت هزار ارابه و چهل هزار پياده از اَراميان را کشت، و شُوفَک سردار لشکر را به قتل رسانيد.و چون بندگان هَدَرعَزَر ديدند که از حضور اسرائيل شکست خوردند، با داود صلح نموده، بنده او شدند، و اَراميان بعد از آن در اعانت بني عَمُّون اقدام ننمودند. bible_en_fa And David said, I will shew kindness unto Hanun the son of Nahash, because his father shewed kindness to me. And David sent messengers to comfort him concerning his fatthou that David doth honour thy father, that he hath sent comforters unto thee? are not his servants come unto thee for to search, and to overthrow, and to spy out the land? و چون بندگان هَدَرعَزَر ديدند که از حضور اسرائيل شکست خوردند، با داود صلح نموده، بنده او شدند، و اَراميان بعد از آن در اعانت بني عَمُّون اقدام ننمودند. bible_en_fa Wherefore Hanun took David's servants, and shaved them, and cut off their garments in the midst hard by their buttocks, and sent them away. و واقع شد در وقت تحويل سال، هنگام بيرون رفتن پادشاهان، که يوآب قوت لشکر را بيرون آورد، و زمين بني عَمُّون را ويران ساخت و آمده، رَبَّه را محاصره نمود. اما داود در اورشليم ماند و يوآب رَبَّه را تسخير نموده، آن را منهدم ساخت. bible_en_fa Then there went certain, and told David how the men were served. And he sent to meet them: for the men were greatly ashamed. And the king said, Tarry at Jericho until your beards be grown, and then return. و داود تاج پادشاه ايشان را از سرش گرفت که وزنش يک وزنه طلا بود و سنگهاي گرانبها داشت و آن را بر سر داود گذاشتند و غنيمت از حد زياده از شهر بردند. bible_en_fa And when the children of Ammon saw that they had made themselves odious to David, Hanun and the children of Ammon sent a thousand talents of silver to hire them chariots and horsemen out of Mesopotamia, and out of Syria-maachah, and out of Zobah. و خلق آنجا را بيرون آورده، ايشان را به ارّه ها و چومهاي آهنين و تيشه ها پاره پاره کرد؛ و داود به همين طور با جميع شهرهاي بني عَمُّون رفتار نمود. پس داود و تمامي قوم به اورشليم برگشتند. bible_en_fa So they hired thirty and two thousand chariots, and the king of Maachah and his people; who came and pitched before Medeba. And the children of Ammon gathered themselves together from their cities, and came to battle. و بعد از آن جنگي با فلسطينيان در جازَر، واقع شد که در آن سِبکاي حُوشاتي سِفّاي را که از اولاد رافا بود کشت و ايشان مغلوب شدند. bible_en_fa And when David heard of it, he sent Joab, and all the host of the mighty men. و باز جنگ با فلسطينيان واقع شد و اَلحانان بن ياعير لحميرا که برادر جُليات جَتِّي بود کُشت که چوب نيزه اش مثل نورد جولاهکان بود. bible_en_fa And the children of Ammon came out, and put the battle in array before the gate of the city: and the kings that were come were by themselves in the field. و باز جنگ در جَتّ واقع شد که در آنجا مردي بلند قد بود که بيست وچهار انگشت، شش بر هر دست و شش بر هر پا داشت و او نيز براي رافا زاييده شده بود. bible_en_fa Now when Joab saw that the battle was set against him before and behind, he chose out of all the choice of Israel, and put them in array against the Syrians. و چون او اسرائيل را به تنگ آورد، يهُوناتان بن شِمعا برادر داود او را کُشت.اينان براي رافا در جَتّ زاييده شدند و به دست داود و به دست بندگانش افتادند. bible_en_fa And the rest of the people he delivered unto the hand of Abishai his brother, and they set themselves in array against the children of Ammon. اينان براي رافا در جَتّ زاييده شدند و به دست داود و به دست بندگانش افتادند. bible_en_fa And he said, If the Syrians be too strong for me, then thou shalt help me: but if the children of Ammon be too strong for thee, then I will help thee. و شيطان بر ضد اسرائيل برخاسته، داود را اغوا نمود که اسرائيل را بشمارد. bible_en_fa Be of good courage, and let us behave ourselves valiantly for our people, and for the cities of our God: and let the LORD do that which is good in his sight. و داود به يوآب و سروران قوم گفت:« برويد و عدد اسرائيل را از بئرشَبَع تا دان گرفته، نزد من بياوريد تا آن را بدانم.» bible_en_fa So Joab and the people that were with him drew nigh before the Syrians unto the battle; and they fled before him. يوآب گفت:« خداوند بر قوم خود هر قدر که باشند صد چندان مزيد کند؛ و اي آقايم پادشاه آيا جميع ايشان بندگان آقايم نيستند؟ ليکن چرا آقايم خواهش اين عمل دارد و چرا بايد باعث گناه اسرائيل بشود؟» bible_en_fa And when the children of Ammon saw that the Syrians were fled, they likewise fled before Abishai his brother, and entered into the city. Then Joab came to Jerusalem. اما کلام پادشاه بر يوآب غالب آمد و يوآب در ميان تمامي اسرائيل گردش کرده، باز به اورشليم مراجعت نمود. bible_en_fa And when the Syrians saw that they were put to the worse before Israel, they sent messengers, and drew forth the Syrians that were beyond the river: and Shophach the captain of the host of Hadarezer went before them. و يوآب عدد شمرده شدگان قوم را به داود داد و جمله اسرائيليان هزار هزار و يکصد هزار مرد شمشير زن و از يهودا چهارصد و هفتاد و چهار هزار مرد شمشير زن بودند. bible_en_fa And it was told David; and he gathered all Israel, and passed over Jordan, and came upon them, and set the battle in array against them. So when David had put the battle in array against the Syrians, they fought with him. ليکن لاويان و بنيامينيان را در ميان ايشان نشمرد زيرا که فرمان پادشاه نزد يوآب مکروه بود. bible_en_fa But the Syrians fled before Israel; and David slew of the Syrians seven thousand men which fought in chariots, and forty thousand footmen, and killed Shophach the captain of the host. و اين امر به نظر خدا ناپسند آمد، پس اسرائيل را مبتلا ساخت. bible_en_fa And when the servants of Hadarezer saw that they were put to the worse before Israel, they made peace with David, and became his servants: neither would the Syrians help the children of Ammon any more. و داود به خدا گفت:« در اين کاري که کردم، گناه عظيمي ورزيدم. و حال گناه بنده خود را عفو فرما زيرا که بسيار احمقانه رفتار نمودم.» bible_en_fa And it came to pass, that after the year was expired, at the time that kings go out to battle, Joab led forth the power of the army, and wasted the country of the children of Ammon, and came and besieged Rabbah. But David tarried at Jerusalem. And Joab smote Rabbah, and destroyed it. و خداوند جاد را که رايي داود بود خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And David took the crown of their king from off his head, and found it to weigh a talent of gold, and there were precious stones in it; and it was set upon David's head: and he brought also exceeding much spoil out of the city. « برو و داود را اعلام کرده، بگو خداوند چنين مي فرمايد: من سه چيز پيش تو مي گذارم؛ پس يکي از آنها را براي خود اختيار کن تا برايت به عمل آورم.» bible_en_fa And he brought out the people that were in it, and cut them with saws, and with harrows of iron, and with axes. Even so dealt David with all the cities of the children of Ammon. And David and all the people returned to Jerusalem. پس جاد نزد داود آمده، وي را گفت: « خداوند چنين مي فرمايد براي خود اختيار کن: bible_en_fa And it came to pass after this, that there arose war at Gezer with the Philistines; at which time Sibbechai the Hushathite slew Sippai, that was of the children of the giant: and they were subdued. يا سه سال قحط بشود، يا سه ماه پيش روي خصمانت تلف شوي و شمشير دشمنانت تو را درگيرد، يا سه روز شمشير خداوند و وبا در زمين تو واقع شود، و فرشته خداوند تمامي حدود اسرائيل را ويران سازد. پس الآن ببين که نزد فرستنده خود چه جواب برم.» bible_en_fa And there was war again with the Philistines; and Elhanan the son of Jair slew Lahmi the brother of Goliath the Gittite, whose spear staff was like a weaver's beam. داود به جاد گفت: « در شدت تنگي هستم. تمنا اينکه به دست خداوند بيفتم زيرا که رحمت هاي او بسيار عظيم است و به دست انسان نيفتم.» bible_en_fa And yet again there was war at Gath, where was a man of great stature, whose fingers and toes were four and twenty, six on each hand, and six on each foot: and he also was the son of the giant. پس خداوند وبا بر اسرائيل فرستاد و هفتاد هزار نفر از اسرائيل مردند. bible_en_fa But when he defied Israel, Jonathan the son of Shimea David's brother slew him. و خدا فرشته اي به اورشليم فرستاد تا آن را هلاک سازد. و چون مي خواست آن را هلاک کند، خداوند ملاحظه نمود و از آن بلا پشيمان شد و به فرشته اي که (قوم را) هلاک مي ساخت گفت: «کافي است، حال دست خود را باز دار.» و فرشته خداوند نزد خرمنگاه اَرنانِ يبُوسي ايستاده بود. bible_en_fa These were born unto the giant in Gath; and they fell by the hand of David, and by the hand of his servants. و داود چشمان خود را بالا انداخته، فرشته خداوند را ديد که در ميان زمين و آسمان ايستاده است و شمشيري برهنه در دستش بر اورشليم برافراشته؛ پس داود و مشايخ به پلاس ملبس شده، به روي خود درافتادند. bible_en_fa And Satan stood up against Israel, and provoked David to number Israel. و داود به خدا گفت: «آيا من براي شمردن قوم امر نفرمودم و آيا من آن نيستم که گناه ورزيده، مرتکب شرارت زشت شدم؟ اما اين گوسفندان چه کرده اند؟ پس اي يهُوَه خدايم، مستدعي اينکه دست تو بر من و خاندان پدرم باشد و به قوم خود بلا مرساني.» bible_en_fa And David said to Joab and to the rulers of the people, Go, number Israel from Beer-sheba even to Dan; and bring the number of them to me, that I may know it. و فرشته خداوند جاد را امر فرمود که به داود بگويد که داود برود و مذبحي به جهت خداوند در خرمنگاه اُرنان يبُوسي برپا کند. bible_en_fa And Joab answered, The LORD make his people an hundred times so many more as they be: but, my lord the king, are they not all my lord's servants? why then doth my lord require this thing? why will he be a cause of trespass to Israel? پس داود بر حسب کلامي که جاد به اسم خداوند گفت برفت. bible_en_fa Nevertheless the king's word prevailed against Joab. Wherefore Joab departed, and went throughout all Israel, and came to Jerusalem. و اُرنان روگردانيده، فرشته را ديد و چهار پسرش که همراهش بودند، خويشتن را پنهان کردند؛ و اُرنان گندم مي کوبيد. bible_en_fa And Joab gave the sum of the number of the people unto David. And all they of Israel were a thousand thousand and an hundred thousand men that drew sword: and Judah was four hundred threescore and ten thousand men that drew sword. و چون داود نزد اُرنان آمد، اُرنان نگريسته، داود را ديد و از خرونگاه بيرون آمده، به حضور داود رو به زمين افتاد. bible_en_fa But Levi and Benjamin counted he not among them: for the king's word was abominable to Joab. و داود به اُرنان گفت: « جاي خرمنگاه را به من بده تا مذبحي به جهت خداوند برپا نمايم؛ آن را به قيمت تمام به من بده تا وبا از قوم رفع شود.» bible_en_fa And God was displeased with this thing; therefore he smote Israel. اُرنان به داود عرض کرد: « آن را براي خود بگير و آقايم پادشاه آنچه که در نظرش پسند آيد به عمل آورد؛ ببين گاوان را به جهت قرباني سوختني و چومها را براي هيزم و گندم را به جهت هديه آردي دادم و همه را به تو بخشيدم.» bible_en_fa And David said unto God, I have sinned greatly, because I have done this thing: but now, I beseech thee, do away the iniquity of thy servant; for I have done very foolishly. اما داود پادشاه به اُرنان گفت: «ني، بلکه آن را البته به قيمت تمام از تو خواهم خريد، زيرا که از اموال تو براي خداوند نخواهم گرفت و قرباني سوختني مجاناً نخواهم گذرانيد.» bible_en_fa And the LORD spake unto Gad, David's seer, saying, پس داود براي آن موضع ششصد مثقال طلا به وزن، به اُرنان داد. bible_en_fa Go and tell David, saying, Thus saith the LORD, I offer thee three things: choose thee one of them, that I may do it unto thee. و داود در آنجا مذبحي به جهت خداوند بنا نموده، قرباني هاي سوختني و ذبايح سلامتي گذرانيد و نزد خداوند استدعا نمود؛ و او آتشي از آسمان بر مذبح قرباني سوختني (نازل کرده،) او را مستجاب فرمود. bible_en_fa So Gad came to David, and said unto him, Thus saith the LORD, Choose thee و خداوند فرشته را حکم داد تا شمشير خود را در غلافش برگردانيد. bible_en_fa Either three years' famine; or three months to be destroyed before thy foes, while that the sword of thine enemies overtaketh thee; or else three days the sword of the LORD, even the pestilence, in the land, and the angel of the LORD destroying throughout all the coasts of Israel. Now therefore advise thyself what word I shall bring again to him that sent me. در آن زمان چون داود ديد که خداوند او را در خرمنگاه اُرنان يبُوسي مستجاب فرموده است، در آنجا قرباني ها گزرانيد. bible_en_fa And David said unto Gad, I am in a great strait: let me fall now into the hand of the LORD; for very great are his mercies: but let me not fall into the hand of man. اما مسکن خداوند که موسي در بيابان ساخته بود و مذبح قرباني سوختني، در آن ايام در مکان بلند جِبعون بود.ليکن داود نتوانست نزد آن برود تا از خدا مسألت نمايد، چونکه از شمشير فرشته خداوند مي ترسيد. bible_en_fa So the LORD sent pestilence upon Israel: and there fell of Israel seventy thousand men. ليکن داود نتوانست نزد آن برود تا از خدا مسألت نمايد، چونکه از شمشير فرشته خداوند مي ترسيد. bible_en_fa And God sent an angel unto Jerusalem to destroy it: and as he was destroying, the LORD beheld, and he repented him of the evil, and said to the angel that destroyed, It is enough, stay now thine hand. And the angel of the LORD stood by the threshingfloor of Ornan the Jebusite. پس داود گفت: « اين است خانه يهُوَه خدا، و اين مذبح قرباني سوختني براي اسرائيل مي باشد.» bible_en_fa And David lifted up his eyes, and saw the angel of the LORD stand between the earth and the heaven, having a drawn sword in his hand stretched out over Jerusalem. Then David and the elders of Israel, who were clothed in sackcloth, fell upon their faces. و داود فرمود تا غريبان را که در زمين اسرائيل اند جمع کنند، و سنگ تراشان معين کرد تا سنگهاي مربع براي بناي خانه خدا بتراشند. bible_en_fa And David said unto God, Is it not I that commanded the people to be numbered? even I it is that have sinned and done evil indeed; but as for these sheep, what have they done? let thine hand, I pray thee, O LORD my God, be on me, and on my father's house; but not on thy people, that they should be plagued. و داود آهن بسياري به جهت ميخها براي لنگه هاي دروازه ها و براي وصلها حاضر ساخت و برنج بسيار که نتوان وزن نمود. bible_en_fa Then the angel of the LORD commanded Gad to say to David, that David should go up, and set up an altar unto the LORD in the threshingfloor of Ornan the Jebusite. و چوب سرو آزاد بيشمار زيرا اهل صَيدون و صور چوب سرو آزاد بسيار براي داود آوردند. bible_en_fa And David went up at the saying of Gad, which he spake in the name of the LORD. و داود گفت: « پسر من سليمان صغير و نازک است و خانه اي براي يهُوَه بايد بنا نمود، مي بايست بسيار عظيم و نامي و جليل در تمامي زمينها بشود؛ لهذا حال برايش تهيه مي بينم.» پس داود قبل از وفاتش تهيه بسيار ديد. bible_en_fa And Ornan turned back, and saw the angel; and his four sons with him hid themselves. Now Ornan was threshing wheat. پس پسر خود سليمان را خوانده، او را وصيت نمود که خانه اي براي يهُوَه خداي اسرائيل بنا نمايد. bible_en_fa And as David came to Ornan, Ornan looked and saw David, and went out of the threshingfloor, and bowed himself to David with his face to the ground. و داود به سليمان گفت که : « اي پسرم! من اراده داشتم که خانه اي براي اسم يهُوَه خداي خود بنا نمايم. bible_en_fa Then David said to Ornan, Grant me the place of this threshingfloor, that I may build an altar therein unto the LORD: thou shalt grant it me for the full price: that the plague may be stayed from the people. ليکن کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: چونکه بسيار خون ريخته اي و جنگهاي عظيم کرده اي، پس خانه اي براي اسم من بنا نخواهي کرد، چونکه به حضور من بسيار خون بر زمين ريخته اي. bible_en_fa And Ornan said unto David, Take it to thee, and let my lord the king do that which is good in his eyes: lo,I give thee the oxen also for burnt offerings, and the threshing instruments for wood, and the wheat for the meat offering; I give it all. اينک پسري براي تو متولد خواهد شد که مرد آرامي خواهد بود زيرا که من او را از جميع دشمنانش از هر طرف آرامي خواهم بخشيد، چونکه اسم او سليمان خواهد بود در ايام او اسرائيل را سلامتي و راحت عطا خواهم فرمود. bible_en_fa And king David said to Ornan, Nay; but I will verily buy it for the full price: for I will not take that which is thine for the LORD, nor offer burnt offerings without cost. او خانه اي براي اسم من بنا خواهد کرد و او پسر من خواهد بود و من پدر او خواهم بود. و کُرسي سلطنت او را بر اسرائيل تا ابدالآباد پايدار خواهم گردانيد. bible_en_fa So David gave to Ornan for the place six hundred shekels of gold by weight. پس حال اي پسر من خداوند همراه تو باد تا کامياب شوي و خانه يهُوَه خداي خود را چنانکه درباره تو فرموده است بنا نمايي. bible_en_fa And David built there an altar unto the LORD, and offered burnt offerings and peace offerings, and called upon the LORD; and he answered him from heaven by fire upon the altar of burnt offering. اما خداوند تو را فطانت و فهم عطا فرمايد و تو را درباره اسرائيل وصيت نمايد تا شريعت يهُوَه خداي خود را نگاه داري. bible_en_fa And the LORD commanded the angel; and he put up his sword again into the sheath thereof. آنگاه اگر متوجه شده، فرايض و احکامي را که خداوند به موسي درباره اسرائيل امر فرموده است، به عمل آوري کامياب خواهي شد. پس قوي دلير باش و ترسان و هراسان مشو. bible_en_fa At that time when David saw that the LORD had answered him in the threshingfloor of Ornan the Jebusite, then he sacrificed there. و اينک من در تنگي خود صد هزار وزنه طلا و صد هزار وزنه نقره و برنج و آهن اينقدر زياده که به وزن نيايد، براي خانه خداوند حاضر کرده ام؛ و چوب و سنگ نيز مهيا ساخته ام و تو بر آنها مزيد کن. bible_en_fa For the tabernacle of the LORD, which Moses made in the wilderness, and the altar of the burnt offering, were at that season in the high place at Gibeon. و نزد تو عمله بسيارند، از سنگ بران و سنگتراشان و نجاران و اشخاص هنرمند براي هر صنعتي. bible_en_fa But David could not go before it to inquire of God: for he was afraid because of the sword of the angel of the LORD. طلا و نقره و برنج و آهن بيشمار است پس برخيز و مشغول باش و خداوند همراه تو باد.» bible_en_fa Then David said, This is the house of the LORD God, and this is the altar of the burnt offering for Israel. و داود تمامي سروران اسرائيل را امر فرمود که پسرش سليمان را اعانت نمايند. bible_en_fa And David commanded to gather together the strangers that were in the land of Israel; and he set masons to hew wrought stones to build the house of God. ( و گفت): « آيا يهُوَه خداي شما با شما نيست و آيا شما را از هر طرف آرامي نداده است؟ زيرا ساکنان زمين را به دست من تسليم کرده است و زمين به حضور خداوند و به حضور قوم او مغلوب شده است.پس حال دلها و جانهاي خود را متوجه سازيد تا يهُوَه خداي خويش را بطلبيد و برخاسته، مَقدس يهُوَه خداي خويش را بنا نمايد تا تابوت عهد خداوند و آلات مقدس خدا را به خانه اي که به جهت اسم يهُوَه بنا مي شود درآوريد.» bible_en_fa And David prepared iron in abundance for the nails for the doors of the gates, and for the joinings; and brass in abundance without weight; پس حال دلها و جانهاي خود را متوجه سازيد تا يهُوَه خداي خويش را بطلبيد و برخاسته، مَقدس يهُوَه خداي خويش را بنا نمايد تا تابوت عهد خداوند و آلات مقدس خدا را به خانه اي که به جهت اسم يهُوَه بنا مي شود درآوريد.» bible_en_fa Also cedar trees in abundance: for the Zidonians and they of Tyre brought much cedar wood to David. و چون داود پير و سالخورده شد، پسر خود سُليمان را به پادشاهي اسرائيل نصب نمود. bible_en_fa And David said, Solomon my son is young and tender, and the house that is to be builded for the LORD must be exceeding magnifical, of fame and of glory throughout all countries: I will therefore now make preparation for it. So David prepared abundantly before his death. و تمامي سروران اسرائيل و کاهنان و لاويان را جمع کرد. bible_en_fa Then he called for Solomon his son, and charged him to build an house for the LORD God of Israel. و لاويان از سي ساله و بالاتر شمرده شدند و عدد ايشان بر حسب سرهاي مردان ايشان، سي و هشت هزار بود. bible_en_fa And David said to Solomon, My son, as for me, it was in my mind to build an house unto the name of the LORD my God: از ايشان بيست و چهار هزار به جهت نظارت عمل خانه خداوند و شش هزار سروران و داوران بودند. bible_en_fa But the word of the LORD came to me, saying, Thou hast shed blood abundantly, and hast made great wars: thou shalt not build an house unto my name, because thou hast shed much blood upon the earth in my sight. و چهار هزار دربانان و چهار هزار نفر بودند که خداوند را به آلاتي که به جهت تسبيح ساخته شد، تسبيح خواندند. bible_en_fa Behold, a son shall be born to thee, who shall be a man of rest; and I will give him rest from all his enemies round about: for his name shall be Solomon, and I will give peace and quietness unto Israel in his days. و داود ايشان را بر حسب پسران لاوي يعني جَرشون و قَهات و مَراري به فرقه ها تقسيم نمود. bible_en_fa He shall build an house for my name; and he shall be my son, and I will be his father; and I will establish throne of his kingdom over Israel for ever. از جَرشونيان لَعدان و شِمعي. bible_en_fa Now, my son, the LORD be with thee; and prosper thou, and build the house of the LORD thy God, as he hath said of thee. پسران لَعدان اول يحيئيل و زيتام و سومين يوئيل. bible_en_fa Only the LORD give thee wisdom and understanding, and give thee charge concerning Israel, that thou mayest keep the law of the LORD thy God. پسران شِمعي شَلُومِيت و حَزِيئِيل و هاران سه نفر. اينان رؤساي خاندانهاي آباي لَعدان بودند. bible_en_fa Then shalt thou prosper, if thou takest heed to fulfil the statutes and judgments which the LORD charged Moses with concerning Israel: be strong, and of good courage; dread not, nor be dismayed. و پسران شِمعي يحَت و زينا و يعُوش و بَريعَه. اينان چهار پسر شِمعي بودند. bible_en_fa Now, behold, in my trouble I have prepared for the house of the LORD an hundred thousand talents of gold, and a thousand thousand talents of silver; and of brass and iron without weight; for it is in abundance: timber also and stone have I prepared; and thou mayest add thereto. و يحَت اولين و زيزا دومين و يعُوش و بَريعَه پسران بسيار نداشتند؛ از اين سبب يک خاندان آبا از ايشان شمرده شد. bible_en_fa Moreover there are workmen with thee in abundance, hewers and workers of stone and timber, and all manner of cunning men for every manner of work. پسران قَهات عَمرام و يصهار و حَبرُون و عُزّيئيل چهار نفر. bible_en_fa Of the gold, the silver, and the brass, and the iron, there is no number. Arise therefore, and be doing, and the LORD be with thee. پسران عَمرام هارون و موسي و هارون ممتاز شد تا او و پسرانش قدس الاقداس را پيوسته تقديس نمايند و به حضور خداوند بخور بسوزانند و او را خدمت نمايند و به اسم او هميشه اوقات برکت دهند. bible_en_fa David also commanded all the princes of Israel to help Solomon his son, saying, و پسران موسي مرد خدا با سبط لاوي ناميده شدند. bible_en_fa Is not the LORD your God with you? and hath he not given you rest on every side? for he hath given the inhabitants of the land into mine hand; and the land is subdued before the LORD, and before his people. پسران موسي جَرشوم و اَلِعازار. bible_en_fa Now set your heart and your soul to seek the LORD your God; arise therefore, and build ye the sanctuary of the LORD God, to bring the ark of the covenant of the LORD, and the holy vessels of God, into the house that is to be built to the name of the LORD. از پسران جَرشُوم شَبُوئيل رئيس بود. bible_en_fa So when David was old and full of days, he made Solomon his son king over Israel. و از پسران اَلِعازار رَحَبيا رئيس بود و اَلِعازار را پسر ديگر نبود؛ اما پسران رَحَبيا بسيار زياد بودند. bible_en_fa And he gathered together all the princes of Israel, with the priests and the Levites. از پسران يصهار شَلُوميت رئيس بود. bible_en_fa Now the Levites were numbered from the age of thirty years and upward: and their number by their polls, man by man, was thirty and eight thousand. پسران حَبرُون، اولين يرِيا و دومين اَمريا و سومين يحزِيئيل و چهارمين يقمَعام. bible_en_fa Of which, twenty and four thousand were to set forward the work of the house of the LORD; and six thousand were officers and judges: پسران عُزّيئيل اولين ميکا و دومين يشِّيا. bible_en_fa Moreover four thousand were porters; and four thousand praised the LORD with the instruments which I made, said David, to praise therewith. پسران مَراري مَحلي و مُوشِي و پسران مَحلِي اَلِعازار و قَيس. bible_en_fa And David divided them into courses among the sons of Levi, namely, Gershon, Kohath, and Merari. و اَلِعازار مُرد و او را پسري نبود؛ ليکن دختران داشت و برادران ايشان پسرانِ قَيس ايشان را به زني گرفتند. bible_en_fa Of the Gershonites were, Laadan, and Shimei. پسران مُوشِي مَحلي و عادَر و يريموت سه نفر بودند. bible_en_fa The sons of Laadan; the chief was Jehiel, and Zetham, and Joel, three. اينان پسران لاوي موافق خاندانهاي آباي خود و رؤساي خاندانهاي آبا از آناني که شمرده شدند بر حسب شماره اسماي سرهاي خود بودند که از بيست ساله و بالاتر در عمل خدمت خانه خداوند مي پرداختند. bible_en_fa The sons of Shimei; Shelomith, and Haziel, and Haran, three. These were the chief of the fathers of Laadan. زيرا که داود گفت: « يهُوَه خداي اسرائيل قوم خويش را آرامي داده است و او در اورشليم تا به ابد ساکن مي باشد. bible_en_fa And the sons of Shimei were, Jahath, Zina, and Jeush, and Beriah. These four were the sons of Shimei. و نيز لاويان را ديگر لازم نيست که مسکن و همه اسباب خدمت را بردارند.» bible_en_fa And Jahath was the chief, and Zizah the second: but Jeush and Beriah had not many sons; therefore they were in one reckoning, according to their father's house. لهذا بر حسب فرمان آخر داود پسران لاوي از بيست ساله و بالاتر شمرده شدند. bible_en_fa The sons of Kohath; Amram, Ishar, Hebron, and Uzziel, four. زيرا که منصب ايشان به طرف بني هارون بود تا خانه خداوند را خدمت نمايند، در صحن ها و حجره ها و براي تطهير همه چيزهاي مقدس و عمل خدمت خانه خدا. bible_en_fa The sons of Amram; Aaron and Moses: and Aaron was separated, that he should sanctify the most holy things, he and his sons for ever, to burn incense before the LORD, to minister unto him, and to bless in his name for ever. و بر نان تَقدِمه و آرد نرم به جهت هديه آردي و قرصهاي فطير و آنچه بر ساج پخته مي شود و رَبيکه ها و بر همه کيلها و وزنها. bible_en_fa Now concerning Moses the man of God, his sons were named of the tribe of Levi. و تا هر صبح براي تسبيح و حمد خداوند حاضر شوند و همچنين هر شام. bible_en_fa The sons of Moses were, Gershom, and Eliezer. و به جهت گذرانيدن همه قرباني هاي سوختني براي خداوند در هر روز سبت و غرّه ها و عيدها بر حسب شماره و بر وفق قانون آنها دائماً به حضور خداوند.و براي نگاه داشتن وظيفه خيمه اجتماع و وظيفه قدس و وظيفه برادران خود بني هارون در خدمت خانه خداوند. bible_en_fa Of the sons of Gershom, Shebuel was the chief. و براي نگاه داشتن وظيفه خيمه اجتماع و وظيفه قدس و وظيفه برادران خود بني هارون در خدمت خانه خداوند. bible_en_fa And the sons of Eliezer were, Rehabiah the chief. And Eliezer had none other sons; but the sons of Rehabiah were very many. و اين است فرقه هاي بني هارون: پسران هارون، ناداب و اَبِيهُو و اَلِعازار و ايتامار. bible_en_fa Of the sons of Izhar; Shelomith the chief. و ناداب و اَبِيهُو قبل از پدر خود مُردند و پسري نداشتند، پس اَلِعازار و ايتامار به کهانت پرداختند. bible_en_fa Of the sons of Hebron; Jeriah the first, Amariah the second, Jahaziel the third, and Jekameam the fourth. و داود با صادوق که از بني اَلِعازار بود و اَخِيمَلَک که از بني ايتامار بود، bible_en_fa Of the sons of Uzziel; Michah the first, and Jesiah the second. و از پسران اَلِعازار مرداني که قابل رياست بودند، زياده از بني ايتامار يافت شدند. پس شانزده رئيس خاندان آبا از بني اَلِعازار و هشت رئيس خاندان آبا از بني ايتامار معين ايشان را بر حسب وکالت ايشان بر خدمت ايشان تقسيم کردند. bible_en_fa The sons of Merari; Mahli, and Mushi. The sons of Mahli; Eleazar, and Kish. پس اينان با آنان به حسب قرعه معين شدند زيرا که رؤساي قدس و رؤساي خانه خدا هم از بني اَلِعازار و هم از بني ايتامار بودند. bible_en_fa And Eleazar died, and had no sons, but daughters: and their brethren the sons of Kish took them. و شَمَعيا ابن نَتَنئيل کاتب که از بني لاوي بود، اسمهاي ايشان را به حضور پادشاه و سروران و صادوق کاهن و اَخِيمَلَک بن ابياتار و رؤساي خاندان آباي کاهنان و لاويان نوشت و يک خاندان آبا به جهت اَلِعازار گرفته شد و يک به جهت ايتامار گرفته شد. bible_en_fa The sons of Mushi; Mahli, and Eder, and Jeremoth, three. و قرعه اول براي يهُوَياريب بيرون آمد و دوم براي يدَعيا، bible_en_fa These were the sons of Levi after the house of their fathers; even the chief of the fathers, as they were counted by number of names by their polls, that did the work for the service of the house of the LORD, from the age of twenty years and upward. و سوم براي حاريم و چهارم براي سعُوريم، bible_en_fa For David said, The LORD God of Israel hath given rest unto his people, that they may dwell in Jerusalem for ever: و پنجم براي مَلکيه و ششم براي مَيامين، bible_en_fa And also unto the Levites; they shall no more carry the tabernacle, nor any vessels of it for the service thereof. و هفتم براي هَقُّوص و هشتم براي اَبِيا، bible_en_fa For by the last words of David the Levites were numbered from twenty years old and above: و نهم براي يشُوع و دهم براي شَکُنيا، bible_en_fa Because their office was to wait on the sons of Aaron for the service of the house of the LORD, in the courts, and in the chambers, and in the purifying of all holy things, and the work of the service of the house of God; و يازدهم براي اَلياشيب و دوازدهم براي ياقيم، bible_en_fa Both for the shewbread, and for the fine flour for meat offering, and for the unleavened cakes, and for that which is baked in the pan, and for that which is fried, and for all manner of measure and size; و سيزدهم براي حُفَّه و چهاردهم براي يشَبآب، bible_en_fa And to stand every morning to thank and praise the LORD, and likewise at even; و پانزدهم براي بِلجَه و شانزدهم براي اِمير، bible_en_fa And to offer all burnt sacrifices unto the LORD in the sabbaths, in the new moons, and on the set feasts, by number, according to the order commanded unto them, continually before the LORD: و هفدهم براي حيزير و هجدهم براي هِفصيص، bible_en_fa And that they should keep the charge of the tabernacle of the congregation, and the charge of the holy place, and the charge of the sons of Aaron their brethren, in the service of the house of the LORD. و نوزدهم براي فَتَحيا و بيستم براي يحَزقيئيل، bible_en_fa Now these are the divisions of the sons of Aaron. The sons of Aaron; Nadab, and Abihu, Eleazar, and Ithamar. و بيست و يکم براي ياکين و بيست و دوم براي جامُول، bible_en_fa But Nadab and Abihu died before their father, and had no children: therefore Elezar and Ithamar executed the priest's office. و بيست و سوم براي دَلايا و بيست و چهارم براي مَعَزيا. bible_en_fa And David distributed them, both Zadok of the sons of Eleazar, and Ahimelech of the sons of Ithamar, according to their offices in their service. پس اين است وظيفه ها و خدمت هاي ايشان به جهت داخل شدن در خانه خداوند بر حسب قانوني که به واسطه پدر ايشان هارون موافق فرمان يهُوَه خداي اسرائيل به ايشان داده شد. bible_en_fa And there were more chief men found of the sons of Eleazar than of the sons of Ithamar; and thus were they divided. Among the sons of Eleazar there were sixteen chief men of the house of their fathers, and eight among the sons of Ithamar according to the house of their fathers. و اما درباره بقيه بني لاوي، از بني عَمرام شُوبائيل و از بني شوبائيل يحَديا. bible_en_fa Thus were they divided by lot, one sort with another; for the governors of the sanctuary, and governors of the house of God, were of the sons of Eleazar, and of the sons of Ithamar. و اما رَحَبيا. از بني رَحَبيا يشِياي رئيس، bible_en_fa And Shemaiah the son of Nethaneel the scribe, one of the Levites, wrote them before the king, and the princes, and Zadok the priest, and Ahimelech the son of Abiathar, and before the chief of the fathers of the priests and Levites: one principal household being taken for Eleazar, and one taken for Ithamar. و از بني يصهار شَلُومُوت و از بني شَلُومُوت يحَت. bible_en_fa Now the first lot came forth to Jehoiarib, the second to Jedaiah, و از بني حَبرُون يريا و دومين اَمَريا و سومين يحزيئيل و چهارمين يقمَعام. bible_en_fa The third to Harim, the fourth to Seorim, از بني عُزّيئيل ميکا و از بني ميکا شامير. bible_en_fa The fifth to Malchijah, the sixth to Mijamin, و برادر ميکا يشِيا و از بني يشِيا زکريا. bible_en_fa The seventh to Hakkoz, the eighth to Abijah, و از بني مَراري مَحلي و مُوشِي و پسرِ يعزيابَنُو. bible_en_fa The ninth to Jeshua, the tenth to Shecaniah, و از بني مَراري پسران يعزيا بَنُو و شُوهَم و زَکُّور و عِبري. bible_en_fa The eleventh to Eliashib, the twelfth to Jakim, و پسر مَحلي اَلِعازار و او را فرزندي نَبُود. bible_en_fa The thirteenth to Huppah, the fourteenth to Jeshebeab, و اما قَيس، از بني قَيس يرَحميئيل، bible_en_fa The fifteenth to Bilgah, the sixteenth to Immer, و از بني مُوشِي مَحلي و عادَر و يريمُوت. اينان بر حسب خاندان آباي ايشان بني لاوي مي باشند.ايشان نيز مثل برادران خود بني هارون به حضور داود پادشاه و صادوق و اَخِيمَلَک و رؤساي آباي کَهَنَه و لاويان قرعه انداختند يعني خاندانهاي آباي برادر بزرگتر برابر خاندانهاي کوچکتر او بودند. bible_en_fa The seventeenth to Hezir, the eighteenth to Aphses, ايشان نيز مثل برادران خود بني هارون به حضور داود پادشاه و صادوق و اَخِيمَلَک و رؤساي آباي کَهَنَه و لاويان قرعه انداختند يعني خاندانهاي آباي برادر بزرگتر برابر خاندانهاي کوچکتر او بودند. bible_en_fa The nineteenth to Pethahiah, the twentieth to Jehezekel, و داود و سرداران لشکر بعضي از پسران آساف و هِيمان و يدُوتُون را به جهت خدمت جدا ساختند تا با بربط و عود و سنج نبوت نمايند؛ و شماره آناني که بر حسب خدمت خود به کار مي پرداختند اين است: bible_en_fa The one and twentieth to Jachin, the two and twentieth to Gamul, و اما از بني آساف، زَکُّور و يوسف و نَتَنيا و اَشرَئيلَه پسران آساف زير حکم آساف بودند که بر حسب فرمان پادشاه نبوت مي نمود. bible_en_fa The three and twentieth to Delaiah, the four and twentieth to Maaziah. و از يدُوتُون، پسران يدُوتون جَدَليا و صَرِي و اَشعيا و حَشَبيا و مَتَّتيا شش نفر زير حکم پدر خويش يدُوتُون با بربطها بودند که با حمد و تسبيح خداوند نبوت مي نمود. bible_en_fa These were the orderings of them in their service to come into the house of the LORD, according to their manner, under Aaron their father, as the LORD God of Israel had commanded him. و از هَيمان، پسران هَيمان بُقِّيا و مَتَنيا و عُزّيئيل و شَبُوئيل و يريموت و حَنَنيا و حَناني و اَلِيآتَه و جدَّلتِي و رُومَمتِي عَزَر و يشبِقاشَه و مَلُّوتِي و هُوتير و مَحزِيوت. bible_en_fa And the rest of the sons of Levi were these: Of the sons of Amram; Shubael: of the sons of Shubael; Jehdeiah. جميع اينها پسران هِيمان بودند که در کلام خدا به جهت برافراشتن بوق رايي پادشاه بود. و خدا به هِيمان چهارده پسر و سه دختر داد . bible_en_fa Concerning Rehabiah: of the sons of Rehabiah, the first was Isshiah. جميع اينها زير فرمان پدران خويش بودند تا در خانه خداوند با سنج و عود و بربط بسرايند و زير دست پادشاه و آساف و يدُوتُون و هِيمان به خدمت خانه خدا بپردازند. bible_en_fa Of the Izharites; Shelomoth: of the sons of Shelomoth; Jahath. و شماره ايشان با برادران ايشان که سراييدن را به جهت خداوند آموخته بودند، يعني همه کسان ماهر دويست و هشتاد وهشت نفر بودند. bible_en_fa And the sons of Hebron; Jeriah the first, Amariah the second, Jahaziel the third, Jekameam the fourth. و براي وظيفه هاي خود کوچک با بزرگ و معلم با تلميذ علي السويه قرعه انداختند. bible_en_fa Of the sons of Uzziel; Michah: of the sons of Michah; Shamir. پس قرعه اولِ بني آساف براي يوسف بيرون آمد. و قرعه دوم براي جَدَليا و او و برادرانش و پسرانش دوازده نفر بودند. bible_en_fa The brother of Michah was Isshiah: of the sons of Isshiah; Zechariah. و سوم براي زَکّور و پسران و برادران او دوازده نفر. bible_en_fa The sons of Merari were Mahli and Mushi: the sons of Jaaziah; Beno. و چهارم براي يصرِي و پسران و برادران او دوازده نفر. bible_en_fa The sons of Merari by Jaaziah; Beno, and Shoham, and Zaccur, and Ibri. و پنجم براي نَتَنيا و پسران و برادران او دوازده نفر. bible_en_fa Of Mahli came Eleazar, who had no sons. و ششم براي بُقِّيا و پسران و برادران او دوازده نفر. bible_en_fa Concerning Kish: the son of Kish was Jerahmeel. و هفتم براي يشَرئيله و پسران و برادران او دوازده نفر. bible_en_fa The sons also of Mushi; Mahli, and Eder, and Jerimoth. These were the sons of the Levites after the house of their fathers. و هشتم براي اِشَعيا و پسران و برادران او دوازده نفر. bible_en_fa These likewise cast lots over against their brethren the sons of Aaron in the presence of David the king, and Zadok, and Ahimelech, and the chief of the fathers of the priests and Levites, even the principal fathers over against their younger brethren. نهم براي مَتَنيا و پسران و برادران او دوازده نفر. bible_en_fa Moreover David and the captains of the host separated to the service of the sons of Asaph, and of Heman, and of Jeduthun, who should prophesy with harps, with psalteries, and with cymbals: and the number of the workmen according to their service was: و دهم براي شِمعي و پسران او و برادران او دوازده نفر. bible_en_fa Of the sons of Asaph; Zaccur, and Joseph, and Nethaniah, and Asarelah, the sons of Asaph under the hands of Asaph, which prophesied according to the order of the king. و يازدهم براي عَزَرئيل و پسران و برادران او دوازده نفر. bible_en_fa Of Jeduthun: the sons of Jeduthun; Gedaliah, and Zeri, and Jeshaiah, Hashabiah, and Mattithiah, six, under the hands of their father Jeduthun, who prophesied with a harp, to give thanks and to praise the LORD. و دوازدهم براي حَشَبيا و پسران و برادران او دوازده نفر. bible_en_fa Of Heman: the sons of Heman; Bukkiah, Mattaniah, Uzziel, Shebuel, and Jerimoth, Hananiah, Hanani, Eliathah, Giddalti, and Romamti-ezer, Joshbekashah, Mallothi, Hothir, and Mahazioth: و سيزدهم براي شُوبائيل و پسران و برادران او دوازده نفر. bible_en_fa All these were the sons of Heman the king's seer in the words of God, to lift up the horn. And God gave to Heman fourteen sons and three daughters. و چهاردهم براي مَتَّتيا و پسران و برادران او دوازده نفر. bible_en_fa All these were under the hands of their father for song in the house of the LORD, with cymbals, psalteries, and harps, for the service of the house of God, according to the king's order to Asaph, Jeduthun, and Heman. و پانزدهم براي يريموت و پسران و برادران او دوازده نفر. bible_en_fa So the number of them, with their brethren that were instructed in the songs of the LORD, even all that were cunning, was two hundred fourscore and eight. و شانزدهم براي حَنَنيا و پسران و برادران او دوازده نفر. bible_en_fa And they cast lots, ward against ward, as well the small as the great, the teacher as the scholar. و هفدهم براي يشبَقاشه و پسران و برادران او دوازده نفر. bible_en_fa Now the first lot came forth for Asaph to Joseph: the second to Gedaliah, who with his brethren and sons were twelve: و هجدهم براي حَنانِي و پسران و برادران او دوازده نفر. bible_en_fa The third to Zaccur, he, his sons, and his brethren, were twelve: و نوزدهم براي مَلوتي و پسران و برادران او دوازده نفر. bible_en_fa The fourth to Izri, he, his sons, and his brethren, were twelve: و بيستم براي اِيلِيآتَه و پسران و برادران او دوازده نفر. bible_en_fa The fifth to Nethaniah, he, his sons, and his brethren, were twelve: و بيست و يکم براي هُوتير و پسران و برادران او دوازده نفر. bible_en_fa The sixth to Bukkiah, he, his sons, and his brethren, were twelve: و بيست و دوم براي جِدَّلتِي و پسران و برادران او دوازده نفر. bible_en_fa The seventh to Jesharelah, he, his sons, and his brethren, were twelve: و بيست و سوم براي مَحزِيوت و پسران و برادران او دوازده نفر.و بيست و چهارم براي رُومَمتِي عَزَر و پسران و برادران او دوازده نفر. bible_en_fa The eighth to Jeshaiah, he, his sons, and his brethren, were twelve: و بيست و چهارم براي رُومَمتِي عَزَر و پسران و برادران او دوازده نفر. bible_en_fa The ninth to Mattaniah, he, his sons, and his brethren, were twelve: و اما فرقه هاي دربانان: پس از قُورَحيان مَشَلَميا ابن قُورِي که از بني آساف بود. bible_en_fa The tenth to Shimei, he, his sons, and his brethren, were twelve: و مَشَلَميا را پسران بود. نخست زاده اش زکريا و دوم يديعيئيل و سوم زَبَديا و چهارم يتنِيئيل. bible_en_fa The eleventh to Azareel, he, his sons, and his brethren, were twelve: و پنجم عِيلام و ششم يهوحانان و هفتم اَلِيهُوعِيناي. bible_en_fa The twelfth to Hashabiah, he, his sons, and his brethren, were twelve: و عُوبِيد اَدُوم را پسران بود: نخست زاده اش، شَمَعيا و دوم يهُوزاباد و سوم يوآخ و چهارم ساکار و پنجم نَتَنئيل. bible_en_fa The thirteenth to Shubael, he, his sons, and his brethren, were twelve: و ششم عَمّيئيل و هفتم يسّاکار و هشتم فَعَلتاي زيرا خدا او را برکت داده بود. bible_en_fa The fourteenth to Mattithiah, he, his sons, and his brethren, were twelve: و براي پسرش شَمَعيا پسراني که بر خاندان آباي خويش تسلط يافتند، زاييده شدند زيرا که ايشان مردان قوي شجاع بودند. bible_en_fa The fifteenth to Jeremoth, he, his sons, and his brethren, were twelve: پسران شَمَعيا عُتنِي و رَفائيل و عُوبيد و اَلزاباد که برادران او مردان شجاع بودند و اَلِهُو و سَمَکيا. bible_en_fa The sixteenth to Hananiah, he, his sons, and his brethren, were twelve: جميع اينها از بني عُوبيد اَدُوم بودند و ايشان با پسران و برادران ايشان در قوتِ خدمت مردان قابل بودند يعني شصت و دو نفر (از اولاد) عوبيد اَدُوم. bible_en_fa The seventeenth to Joshbekashah, he, his sons, and his brethren, were twelve: و مَشَلَميا هجده نفر مردان قابل از پسران و برادران خود داشت. bible_en_fa The eighteenth to Hanani, he, his sons, and his brethren, were twelve: و حُوسَه که از بني مَراري بود پسران داشت که شِمرِي رئيس ايشان بود زيرا اگر چه نخست زاده نبود، پدرش او را رئيس ساخت. bible_en_fa The nineteenth to Mallothi, he, his sons, and his brethren, were twelve: و دوم حِلقيا و سوم طَبَليا و چهارم زکريا و جميع پسران و برادران حُوسَه سيزده نفر بودند. bible_en_fa The twentieth to Eliathah, he, his sons, and his brethren, were twelve: و به اينان يعني به رؤساي ايشان فرقه هاي دربانان داده شد و وظيفه هاي ايشان مثل برادران ايشان بود تا در خانه خداوند خدمت نمايند. bible_en_fa The one and twentieth to Hothir, he, his sons, and his brethren, were twelve: و ايشان از کوچک و بزرگ بر حسب خاندان آباي خويش براي هر دوازده قرعه انداختند. bible_en_fa The two and twentieth to Giddalti, he, his sons, and his brethren, were twelve: و قرعه شرقي به شَلَميا افتاد و بعد از او براي پسرش زکريا که مُشيرِ دانا بود، قرعه انداختند و قرعه او به سمت شمال بيرون آمد. bible_en_fa The three and twentieth to Mahazioth, he, his sons, and his brethren, were twelve: و براي عُوبيد اَدُوم (قرعه) جنوبي و براي پسرانش (قرعه) بيت المال. bible_en_fa The four and twentieth to Romamti-ezer, he, his sons, and his brethren, were twelve. و براي شُفّيم و حُوسَه قرعه مغربي نزد دروازه شَلَکَت در جاده اي که سر بالا مي رفت و محرس اين مقابل محرس آن بود. bible_en_fa Concerning the divisions of the porters: Of the Korhites was Meshelemiah the son of Kore, of the sons of Asaph. و به طرف شرقي شش نفر از لاويان بودند و به طرف شمال هر روزه چهار نفر و به طرف جنوب هر روزه چهار نفر و نزد بيت المال جفت جفت. bible_en_fa And the sons of Meshelemiah were, Zechariah the firstborn, Jediael the second, Zebadiah the third, Jathniel the fourth, و به طرف غربي فَروار براي جاده سربالا چهار نفر و براي فَروار دو نفر. bible_en_fa Elam the fifth, Jehohanan the sixth, Elioenai the seventh. اينها فرقه هاي دربانان از بني قُورَح و از بني مَراري بودند. bible_en_fa Moreover the sons of Obed-edom were, Shemaiah the firstborn, Jehozabad the second, Joah the third, and Sacar the fourth, and Nethaneel the fifth, و اما از لاويان اَخِيا بر خزانه خانه خدا و بر خزانه موقوفات بود. bible_en_fa Ammiel the sixth, Issachar the seventh, Peulthai the eighth: for God blessed him. و اما بني لادان: از پسران لادان جَرشوني رؤساي خاندان آباي لادان يحيئيلي جَرشوني. bible_en_fa Also unto Shemaiah his son were sons born, that ruled throughout the house of their father: for they were mighty men of valour. پسران يحيئيلي زيتام و برادرش يوئيل بر خزانه خانه خداوند بودند. bible_en_fa The sons of Shemaiah; Othni, and Rephael, and Obed, Elzabad, whose brethren were strong men, Elihu, and Semachiah. از عَمراميان و از يصهاريان و از حَبرُونيان و از عُزّيئيليان. bible_en_fa All these of the sons of Obed-edom: they and their sons and their brethren, able men for strength for the service, were threescore and two of Obed-edom. و شَبُوئيل بن جَرشُوم بن موسي ناظر خزانه ها بود. bible_en_fa And Meshelemiah had sons and brethren, strong men, eighteen. و از برادرانش بني اَلِعازار، پسرش رَحَبيا و پسرش اَشعَيا و پسرش يورام و پسرش زِکرِي و پسرش شَلوميت. bible_en_fa Also Hosah, of the children of Merari, had sons; Simri the chief, (for though he was not the firstborn, yet his father made him the chief;) اين شَلُوميت و برادرانش بر جميع خزائن موقوفاتي که داود پادشاه وقف کرده بود و رؤساي آبا و رؤساي هزاره ها و صده ها و سرداران لشکر بودند. bible_en_fa Hilkiah the second, Tebaliah the third, Zechariah the fourth: all the sons and brethren of Hosah were thirteen. از جنگها و غنيمت ها وقف کردند تا خانه خداوند را تعمير نمايند. bible_en_fa Among these were the divisions of the porters, even among the chief men, having wards one against another, to minister in the house of the LORD. و هر آنچه سموئيل رايي و شاؤل بن قَيس و اَبنيرين نير و يوآب بن صَرُويه وقف کرده بودند و هر چه هر کس وقف کرده بود زير دست شَلُوميت و برادرانش بود. bible_en_fa And they cast lots, as well the small as the great, according to the house of their fathers, for every gate. و از يصهاريان کَنَنيا و پسرانش براي اعمال خارجه اسرائيل صاحبان منصب و داوران بودند. bible_en_fa And the lot eastward fell to Shelemiah. Then for Zechariah his son, a wise counseller, they cast lots; and his lot came out northward. و از حَبرُونيان حَشَبيا و برادرانش هزار و هفتصد نفر مردان شجاع به آن طرف اُردُن به سمت مغرب به جهت هر کار خداوند و به جهت خدمت پادشاه بر اسرائيل گماشته شده بودند. bible_en_fa To Obed-edom southward; and to his sons the house of Asuppim. از حَبرُونيان: بر حسب انساب آباي ايشان يريا رئيس حَبرُونيان بود و در سال چهلم سلطنت داود طلبيده شدند و در ميان ايشان مردان شجاع در يعزير جِلعاد يافت شدند.و از برادرانش دو هزار و هفتصد مرد شجاع و رئيس آبا بودند. پس داود پادشاه ايشان را بر رؤبينيان و جاديان و نصف سبط مَنَّسي براي همه امور خدا و امور پادشاه گماشت. bible_en_fa To Shuppim and Hosah the lot came forth westward, with the gate Shallecheth, by the causeway of the going up, ward against ward. و از برادرانش دو هزار و هفتصد مرد شجاع و رئيس آبا بودند. پس داود پادشاه ايشان را بر رؤبينيان و جاديان و نصف سبط مَنَّسي براي همه امور خدا و امور پادشاه گماشت. bible_en_fa Eastward were six Levites, northward four a day, southward four a day, and toward Asuppim two and two. و از بني اسرائيل بر حسب شماره ايشان از رؤساي آبا و رؤساي هزاره و صده و صاحبان منصب که پادشاه را در همه امور فرقه هاي داخله و خارجه ماه به ماه در همه ماههاي سال خدمت مي کردند، هر فرقه بيست و چهار هزار نفر بودند. bible_en_fa At Parbar westward, four at the causeway, and two at Parbar. و بر فرقه اول براي ماه اول يشُبعام بن زَبدِيئيل بود و در فرقه او بيست و چهار هزار نفر بودند. bible_en_fa These are the divisions of the porters among the sons of Kore, and among the sons of Merari. او از پسران فارَص رئيس جميع رؤساي لشکر، به جهت ماه اول بود. bible_en_fa And of the Levites, Ahijah was over the treasures of the house of God, and over the treasures of the dedicated things. و بر فرقه ماه دوم دُوداي اَخُوخِي و از فرقه او مَقلُوت رئيس بود و در فرقه او بيست و چهار هزار نفر بودند. bible_en_fa As concerning the sons of Laadan; the sons of the Gershonite Laadan, chief fathers, even of Laadan the Gershonite, were Jehieli. و رئيس لشکر سوم براي ماه سوم بنايا ابن يهُوياداع کاهن بزرگ بود و در فرقه او بيست چهار هزار نفر بودند. bible_en_fa The sons of Jehieli; Zetham, and Joel his brother, which were over the treasures of the house of the LORD. اين همان بنايا است که در ميان آن سي نفر بزرگ بود و بر آن سي نفر برتري داشت و از فرقه او پسرش عَمّيزاباد بود. bible_en_fa Of the Amramites, and the Izharites, the Hebronites, and the Uzzielites: و رئيس چهارم براي ماه چهارم عَسائيل برادر يوآب و بعد از او برادرش زَبَديا بود و در فرقه او بيست و چهار هزار نفر بودند. bible_en_fa And Shebuel the son of Gershom, the son of Moses, was ruler of the treasures. و رئيس پنجم براي ماه پنجم شَمهُوتِ يزراحي بود و در فرقه او بيست و چهار هزار نفر بودند. bible_en_fa And his brethren by Eliezer; Rehabiah his son, and Jeshaiah his son, and Joram his son, and Zichri his son, and Shelomith his son. و رئيس ششم براي ماه ششم عيرا ابن عِقّيش تَقِّوعِي بود و در فرقه او بيست و چهار هزار نفر بودند. bible_en_fa Which Shelomith and his brethren were over all the treasures of the dedicated things, which David the king, and the chief fathers, the captains over thousands and hundreds, and the captains of the host, had dedicated. و رئيس هفتم براي ماه هفتم حالَصِ فَلُونِي از بني افرايم بود و در فرقه او بيست و چهار هزار نفر بودند. bible_en_fa Out of the spoils won in battles did they dedicate to maintain the house of the LORD. و رئيس هشتم براي ماه هشتم سِبکاي حُوشاتِي از زارَحيان بود و در فرقه او بيست و چهار هزار نفر بودند. bible_en_fa And all that Samuel the seer, and Saul the son of Kish, and Abner the son of Ner, and Joab the son of Zeruiah, had dedicated; and whosoever had dedicated any thing, it was under the hand of Shelomith, and of his brethren. و رئيس نهم براي ماه نهم اَبيعَزَرِ عَناتوتِي از بني بنيامين بود و در فرقه او بيست و چهار هزار نفر بودند. bible_en_fa Of the Izharites, Chenaniah and his sons were for the outward business over Israel, for officers and judges. و رئيس دهم براي ماه دهم مَهراي نَطُوفاتي از زارَحيان بود و در فرقه او بيست و چهار هزار نفر بودند. bible_en_fa And of the Hebronites, Hashabiah and his brethren, men of valour, a thousand and seven hundred, were officers among them of Israel on this side Jordan westward in all the business of the LORD, and in the service of the king. و رئيس يازدهم براي ماه يازدهم بناياي فِرعاتوني از بني افرايم بود و در فرقه او بيست و چهار هزار نفر بودند. bible_en_fa Among the Hebronites was Jerijah the chief, even among the Hebronites, according to the generations of his fathers. In the fortieth year of the reign of David they were sought for, and there were found among them mighty men of valour at Jazer of Gilead. و رئيس دوازدهم براي ماه دوازدهم خَلداي نَطُوفاتي از بني عُتنِيئيل و در فرقه او بيست و چهار هزار نفر بودند. bible_en_fa And his brethren, men of valour, were two thousand and seven hundred chief fathers, whom king David made rulers over the Reubenites, the Gadites, and the half tribe of Manasseh, for every matter pertaining to God, and affairs of the king. و اما رؤساي اسباط بني اسرائيل: رئيس رؤبينيان اَلِعازار بن زِکرِي، و رئيس شَمعونيان شَفَطيا ابن مَعکَه. bible_en_fa Now the children of Israel after their number, to wit, the chief fathers and captains of thousands and hundreds, and their officers that served the king in any matter of the courses, which came in and went out month by month throughout all the months of the year, of every course were twenty and four thousand. و رئيس لاويان عَشَبيا ابن قَمُوئيل و رئيس بني هارون صادوق. bible_en_fa Over the first course for the first month was Jashobeam the son of Zabdiel: and in his course were twenty and four thousand. و رئيس يهودا اَلِيهُو از برادران داود و رئيس يسّاکار عُمرِي ابن ميکائيل. bible_en_fa Of the children of Perez was the chief of all the captains of the host for the first month. و رئيس زبولون يشمَعيا ابن عُوبَديا و رئيس نَفتالي يريموت بن عَزريئيل. bible_en_fa And over the course of the second month was Dodai an Ahohite, and of his course was Mikloth also the ruler: in his course likewise were twenty and four thousand. و رئيس بني افرايم هُوشَع بن عَزَريا و رئيس نصف سبط مَنَّسي يوئيل بن فَدايا. bible_en_fa The third captain of the host for the third month was Benaiah the son of Jehoiada, a chief priest: and in his course were twenty and four thousand. و رئيس نصف سبط مَنَّسي در جِلعاد يدُّو ابن زکريا و رئيس بنيامين يعسيئيل بن اَبنير. bible_en_fa This is that Benaiah, who was mighty among the thirty, and above the thirty: and in his course was Ammizabad his son. و رئيس دان عَزَرئيل بن يرُوحام. اينها رؤساي اسباط اسرائيل بودند. bible_en_fa The fourth captain for the fourth month was Asahel the brother of Joab, and Zebadiah his son after him: and in his course were twenty and four thousand. و داود شماره کساني که بيست ساله و کمتر بودند، نگرفت زيرا خداوند وعده داده بود که اسرائيل را مثل ستارگان آسمان کثير گرداند. bible_en_fa The fifth captain for the fifth month was Shamhuth the Izrahite: and in his course were twenty and four thousand. و يوآب بن صَرُويه آغاز شمردن نمود، اما به اتمام نرسانيد و از اين جهت غضب بر اسرائيل وارد شد و شماره آنها در دفتر اخبار ايام پادشاه ثبت نشد. bible_en_fa The sixth captain for the sixth month was Ira the son of Ikkesh the Tekoite: and in his course were twenty and four thousand. و ناظر انبارهاي پادشاه عَزمُوت بن عَدِيئيل بود و ناظر انبارهاي مزرعه ها که در شهر ها و در دهات و در قلعه ها بود، يهوناتان بن عُزّيا بود. bible_en_fa The seventh captain for the seventh month was Helez the Pelonite, of the children of Ephraim: and in his course were twenty and four thousand. و ناظر عملجات مزرعه ها که کار زمين مي کردند، عَزرِي ابن کَلُوب بود. bible_en_fa The eighth captain for the eighth month was Sibbecai the Hushathite, of the Zarhites: and in his course were twenty and four thousand. و ناظر تاکستانها شِمعي راماتي بود و ناظر محصول تاکستانها و انبارهاي شراب زَبدِي شِفماتي بود. bible_en_fa The ninth captain for the ninth month was Abiezer the Anetothite, of the Benjamites: and in his course were twenty and four thousand. و ناظر درختان زيتون و افراغ که در همواري بود بَعل حانانِ جدِيري بود و ناظر انبارهاي روغن يوآش بود. bible_en_fa The tenth captain for the tenth month was Maharai the Netophathite, of the Zarhites: and in his course were twenty and four thousand. و ناظر رمه هايي که در شارون مي چريدند شِطراي شاروني بود. و ناظر رمه هايي که در واديها بودند شافاط بن عَدلائي بود. bible_en_fa The eleventh captain for the eleventh month was Benaiah the Pirathonite, of the children of Ephraim: and in his course were twenty and four thousand. و ناظر شتران عُوبيلِ اسمعيلي بود و ناظر الاغها يحَدياي ميرونوتي بود. bible_en_fa The twelfth captain for the twelfth month was Heldai the Netophathite, of Othniel: and in his course were twenty and four thousand. و ناظر گله ها يازيز هاجري بود. جميع اينان ناظران اندوخته هاي داود پادشاه بودند. bible_en_fa Furthermore over the tribes of Israel: the ruler of the Reubenites was Eliezer the son of Zichri: of the Simeonites, Shephatiah the son of Maachah: و يهُوناتان عموي داود مشير و مرد دانا و فقيه بود و يحيئيل بن حَکمُوني همراه پسران پادشاه بود. bible_en_fa Of the Levites, Hashabiah the son of Kemuel: of the Aaronites, Zadok: اَخيتُوفَل مشير پادشاه و حوشاي اَرکِي دوست پادشاه بود.و بعد از اَخِيتُوفَل يهُوياداع بن بنايا و اَبياتار بودند و سردار لشکر پادشاه يوآب بود. bible_en_fa Of Judah, Elihu, one of the brethren of David: of Issachar, Omri the son of Michael: و بعد از اَخِيتُوفَل يهُوياداع بن بنايا و اَبياتار بودند و سردار لشکر پادشاه يوآب بود. bible_en_fa Of Zebulun, Ishmaiah the son of Obadiah: of Naphtali, Jerimoth the son of Azriel: و داود جميع رؤساي اسرائيل را از رؤساي اسباط و رؤساي فرقه هايي که پادشاه را خدمت مي کردند و رؤساي هزاره و رؤساي صده و ناظران همه اندوخته ها و اموال پادشاه و پسرانش را با خواجه سرايان و شجاعان و جميع مردان جنگي در اورشليم جمع کرد. bible_en_fa Of the children of Ephraim, Hoshea the son of Azaziah: of the half tribe of Manasseh, Joel the son of Pedaiah: پس داود پادشاه برپا ايستاده، گفت: « اي برادرانم و اي قوم من! مرا بشنويد! من اراده داشتم خانه اي که آرامگاه تابوت عهد خداوند و پاي انداز پايهاي خداي ما باشد بنا نمايم، و براي بناي آن تدارک ديده بودم. bible_en_fa Of the half tribe of Manasseh in Gilead, Iddo the son of Zechariah: of Benjamin, Jaasiel the son of Abner: ليکن خدا مرا گفت: تو خانه اي به جهت اسم من بنا نخواهي نمود، زيرا مرد جنگي هستي و خون ريخته اي. bible_en_fa Of Dan, Azareel the son of Jeroham. These were the princes of the tribes of Israel. ليکن يهُوَه خداي اسرائيل مرا از تمامي خاندان پدرم برگزيده است که بر اسرائيل تا ابد پادشاه بشوم، زيرا که يهودا را براي رياست اختيار کرد و از خاندان يهودا خاندان پدر مرا و از فرزندان پدرم مرا پسند کرد تا مرا بر تمامي اسرائيل به پادشاهي نصب نمايد. bible_en_fa But David took not the number of them from twenty years old and under: because the LORD had said he would increase Israel like to the stars of the heavens. و از جميع پسران من (زيرا خداوند پسران بسيار به من داده است)، پسرم سليمان را برگزيده است تا بر کرسي سلطنت خداوند بر اسرائيل بنشيند. bible_en_fa Joab the son of Zeruiah began to number, but he finished not, because there fell wrath for it against Israel; neither was the number put in the account of the chronicles of king David. و به من گفت: پسر تو سليمان، او است که خانه مرا و صحن هاي مرا بنا خواهد نمود، زيرا که او را برگزيده ام تا پسر من باشد و من پدر او خواهم بود. bible_en_fa And over the king's treasures was Azmaveth the son of Adiel: and over the storehouses in the fields, in the cities, and in the villages, and in the castles, was Jehonathan the son of Uzziah: و اگر او به جهت بجا آوردن فرايض و احکام من مثل امروز ثابت بماند، آنگاه سلطنت او را تا به ابد استوار خواهم گردانيد. bible_en_fa And over them that did the work of the field for tillage of the ground was Ezri the son of Chelub: پس الآن در نظر تمامي اسرائيل که جماعت خداوند هستند و به سمع خداي ما متوجه شده، تمامي اوامر يهُوَه خداي خود را بطلبيد تا اين زمين نيکو را به تصرف آورده، آن را بعد از خودتان به پسران خويش تا به ابد به ارثيت واگذاريد. bible_en_fa And over the vineyards was Shimei the Ramathite: over the increase of the vineyards for the wine cellars was Zabdi the Shiphmite: « و تو اي پسر من سليمان خداي پدر خود را بشناس و او را به دل کامل و به ارادت تمام عبادت نما زيرا خداوند همه دلها را تفتيش مي نمايد و هر تصور فکرها را ادراک مي کند؛ و اگر او را طلب نمايي، او را خواهي يافت؛ اما اگر او را ترک کني، تو را تا به ابد دور خواهد انداخت. bible_en_fa And over the olive trees and the sycomore trees that were in the low plains was Baal-hanan the Gederite: and over the cellars of oil was Joash: حال با حذر باش زيرا خداوند تو را برگزيده است تا به خانه اي به جهت مَقدَسِ او بنا نمايي. پس قوي شده، مشغول باش.» bible_en_fa And over the herds that fed in Sharon was Shitrai the Sharonite: and over the herds that were in the valleys was Shaphat the son of Adlai: و داود به پسر خود سليمان نمونه رواق و خانه ها و خزاين و بالاخانه ها و حُجره هاي اندروني آن و خانه کرسي رحمت، bible_en_fa Over the camels also was Obil the Ishmaelite: and over the asses was Jehdeiah the Meronothite: و نمونه هر آنچه را که از روح به او داده شده بود، براي صحن هاي خانه خداوند و براي همه حجره هاي گرداگردش و براي خزاين خانه خدا و خزاين موقوفات داد. bible_en_fa And over the flocks was Jaziz the Hagerite. All these were the rulers of the substance which was king David's. و براي فرقه هاي کاهنان و لاويان و براي تمامي کار خدمت خانه خداوند و براي همه اسباب خدمت خانه خداوند. bible_en_fa Also Jonathan David's uncle was a counseller, a wise man, and a scribe: and Jehiel the son of Hachmoni was with the king's sons: و از طلا به وزن براي همه آلات طلا به جهت هر نوع خدمتي و از نقره به وزن براي همه آلات نقره به جهت هر نوع خدمتي. bible_en_fa And Ahithophel was the king's counseller: and Hushai the Archite was the king's companion: و طلا را به وزن به جهت شمعدانهاي طلا و چراغهاي آنها به جهت هر شمعدان و چراغهايش، آن را به وزن داد و براي شمعدانهاي نقره نيز نقره را به وزن به جهت هر چراغدان موافق کار هر شمعدان و چراغهاي آن. bible_en_fa And after Ahithophel was Jehoiada the son of Benaiah, and Abiathar: and the general of the king's army was Joab. و طلا را به وزن به جهت ميزهاي نان تَقدِمه براي هر ميز عليحده و نقره را براي ميزهاي نقره. bible_en_fa And David assembled all the princes of Israel, the princes of the tribes, and the captains of the companies that ministered to the king by course, and the captains over the thousands, and captains over the hundreds, and the stewards over all the substance and possession of the king, and of his sons, with the officers, and with the mighty men, and with all the valiant men, unto Jerusalem. و زر خالص را براي چنگالها و کاسها و پياله ها و به جهت طاسهاي طلا موافق وزن هر طاس و به جهت طاسهاي نقره موافق وزن هر طاس. bible_en_fa Then David the king stood up upon his feet, and said, Hear me, my brethren, and my people: As for me, I had in mine heart to build an house of rest for the ark of the covenant of the LORD, and for the footstool of our God, and had made ready for the building: و طلاي مصفّي را به وزن به جهت مذبح بخور و طلا را به جهت نمونه مرکب کروبيان که بالهاي خود را پهن کرده، تابوت عهد خداوند را مي پوشانيدند. bible_en_fa But God said unto me, Thou shalt not build an house for my name, because thou hast been a man of war, and hast shed blood. (و داود گفت): «خداوند اين همه را يعني تمامي کارهاي اين نمونه را از نوشته دست خود که بر من بود به من فهمانيد.» bible_en_fa Howbeit the LORD God of Israel chose me before all the house of my father to be king over Israel for ever: for he hath chosen Judah to be the ruler; and of the house of Judah, the house of my father; and among the sons of my father he liked me to make me king over all Israel: و داود به پسر خود سليمان گفت: « قوي و دلير باش و مشغول شو و ترسان و هراسان مباش، زيرا يهُوَه خدا که خداي من مي باشد، با تو است و تا همه کار خدمت خانه خداوند تمام نشود، تو را وا نخواهد گذاشت و تو را ترک نخواهد نمود.اينک فرقه هاي کاهنان و لاويان براي تمام خدمت خانه خدا (حاضرند) و براي هر گونه عمل همه کسان دلگرم که براي هر صنعتي مهارت دارند، با تو هستند و سروران و تمامي قوم مطيع کامل اوامر تو مي باشند.» bible_en_fa And of all my sons, (for the LORD hath given me many sons,) he hath chosen Solomon my son to sit upon the throne of the kingdom of the LORD over Israel. اينک فرقه هاي کاهنان و لاويان براي تمام خدمت خانه خدا (حاضرند) و براي هر گونه عمل همه کسان دلگرم که براي هر صنعتي مهارت دارند، با تو هستند و سروران و تمامي قوم مطيع کامل اوامر تو مي باشند.» bible_en_fa And he said unto me, Solomon thy son, he shall build my house and my courts: for I have chosen him to be my son, and I will be his father. و داود پادشاه به تمامي جماعت گفت: «پسرم سليمان که خدا او را به تنهايي براي خود برگزيده، جوان و لطيف است و اين مُهِمّ عظيمي است زيرا که هيکل به جهت انسان نيست بلکه براي يهُوَه خدا است. bible_en_fa Moreover I will establish his kingdom for ever, if he be constant to do my commandments and my judgments, as at this day. و من به جهت خانه خداي خود به تمامي قوتم تدارک ديده ام، طلا را به جهت چيزهاي طلايي ونقره را براي چيزهاي نقره اي و برنج را به جهت چيزهاي برنجين و آهن را براي چيزهاي آهنين و چوب را به جهت چيزهاي چوبين و سنگ را جزع و سنگهاي ترصيع و سنگهاي سياه و سنگهاي رنگارنگ و هر قسم سنگ گرانبها و سنگ مَرمَرِ فراوان. bible_en_fa Now therefore in the sight of all Israel the congregation of the LORD, and in the audience of our God, keep and seek for all the commandments of the LORD your God: that ye may possess this good land, and leave it for an inheritance for your children after you for ever. و نيز چونکه به خانه خداي خود رغبت داشتم و طلا و نقره از اموال خاص خود داشتم، آن را علاوه بر هر آنچه به جهت خانه قُدس تدارک ديدم براي براي خانه خداي خود دادم. bible_en_fa And thou, Solomon my son, know thou the God of thy father, and serve him with a perfect heart and with a willing mind: for the LORD searcheth all hearts, and understandeth all the imaginations of the thoughts: if thou seek him, he will be found of thee; but if thou forsake him, he will cast thee off for ever. يعني سه هزار وزنه طلا از طلاي اُوفير و هفت هزار وزنه نقره خالص به جهت پوشانيدن ديوارهاي خانه ها. bible_en_fa Take heed now; for the LORD hath chosen thee to build an house for the sanctuary: be strong, and do it. طلا را به جهت چيزهاي طلا و نقرا را به جهت چيزهاي نقره وبه جهت تمامي کاري که به دست صنعتگران ساخته مي شود. پس کيست که به خوشي دل خوشتن را امروز براي خداوند وقف نمايد؟» bible_en_fa Then David gave to Solomon his son the pattern of the porch, and of the houses thereof, and of the treasuries thereof, and of the upper chambers thereof, and of the inner parlours thereof, and of the place of the mercy seat, آنگاه رؤساي خاندانهاي آبا و رؤساي اسباط اسرائيل و سرداران هزاره و صده با ناظرانِ کارهاي پادشاه به خوشي دل هدايا آوردند. bible_en_fa And the pattern of all that he had by the spirit, of the courts of the house of the LORD, and of all the chambers round about, of the treasuries of the house of God, and of the treasuries of the dedicated things: و به جهت خدمت خانه خدا پنج هزار وزنه و ده هزار درهم طلا و ده هزار وزنه نقره و هجده هزار وزنه برنج و صد هزار وزنه آهن دادند. bible_en_fa Also for the courses of the priests and the Levites, and for all the work of the service of the house of the LORD, and for all the vessels of service in the house of the LORD. و هر کس که سنگهاي گرانبها نزد او يافت شد، آنها را به خزانه خانه خداوند به دست يحيئيلِ جَرشوني داد. bible_en_fa He gave of gold by weight for things of gold, for all instruments of all manner of service; silver also for all instruments of silver by weight, for all instruments of every kind of service: آنگاه قوم از آن رو که به خوشي دل هديه آورده بودند شاد شدند زيرا به دل کامل هداياي تبرّعي براي خداوند آوردند و داود پادشاه نيز بسيار شاد و مسرور شد. bible_en_fa Even the weight for the candlesticks of gold, and for their lamps of gold, by weight for every candlestick, and for the lamps thereof: and for the candlesticks of silver by weight, both for the candlestick, and also for the lamps thereof, according to the use of every candlestick. و داود به حضور تمامي جماعت خداوند را متبارک خواند و داود گفت: « اي يهُوَه خداي پدر ما اسرائيل تو از ازل تا به ابد متبارک هستي. bible_en_fa And by weight he gave gold for the tables of shewbread, for every table; and likewise silver for the tables of silver: و اي خداوند عظمت و جبروت و جلال و قوت و کبريا از آن تو است زيرا هر چه در آسمان و زمين است از آنِ تو مي باشد. و اي خداوند ملکوت از آنِ تو است و تو بر همه سر و متعال هستي. bible_en_fa Also pure gold for the fleshhooks, and the bowls, and the cups: and for the golden basons he gave gold by weight for every bason; and likewise silver by weight for every bason of silver: و دولت از تو مي آيد و تو بر همه حاکمي، و کبريا و جبروت در دست تو است و عظمت دادن و قوت بخشيدن به همه کس در دست تو است. bible_en_fa And for the altar of incense refined gold by weight; and gold for the pattern of the chariot of the cherubims, that spread out their wings, and covered the ark of the covenant of the LORD. و الآن اي خداي ما تو را حمد مي گوييم و اسم مجيد تو را تسبيح مي خوانيم. bible_en_fa All this, said David, the LORD made me understand in writing by his hand upon me, even all the works of this pattern. ليکن من کيستم و قوم من کيستند که قابليت داشته باشيم که به خوشي دل اينطور هدايا بياوريم؟ زيرا که همه اين چيزها از آن تو است و از دست تو به تو داده ايم. bible_en_fa And David said to Solomon his son, Be strong and of good courage, and do it: fear not, nor be dismayed: for the LORD God, even my God, will be with thee; he will not fail thee, nor forsake thee, until thou hast finished all the work for the service of the house of the LORD. زيرا که ما مثل همه اجداد خود به حضور تو غريب و نزيل مي باشيم و ايام ما بر زمين مثل سايه است و هيچ دوام ندارد. bible_en_fa And, behold, the courses of the priests and the Levites, even they shall be with thee for all the service of the house of God: and there shall be with thee for all manner of workmanship every willing skilful man, for any manner of service: also the princes and all the people will be wholly at thy commandment. اي يهُوَه خداي ما تمامي اين اموال که به جهت ساختن خانه براي اسم قدوس تو مهيا ساخته ايم، از دست تو و تمامي آن از آن تو مي باشد. bible_en_fa Furthermore David the king said unto all the congregation, Solomon my son, whom alone God hath chosen, is yet young and tender, and the work is great: for the palace is not for man, but for the LORD God. و مي دانم اي خدايم که دلها را مي آزمايي و استقامت را دوست مي داري و من به استقامت دل خود همه اين چيزها را به خوشي دادم و الآن قوم تو را که اينجا حاضرند ديدم که به شادماني و خوشي دل هدايا براي تو آوردند. bible_en_fa Now I have prepared with all my might for the house of my God the gold for things to be made of gold, and the silver for things of silver, and the brass for things of brass, the iron for things of iron, and wood for things of wood; onyx stones, and stones to be set, glistering stones, and of divers colours, and all manner of precious stones, and marble stones in abundance. اي يهُوَه خداي پدران ما ابراهيم و اسحاق و اسرائيل اين را هميشه در تصور فکرهاي دل قوم خود نگاه دار و دلهاي ايشان را به سوي خود ثابت گردان. bible_en_fa Moreover, because I have set my affection to the house of my God, I have of mine own proper good, of gold and silver, which I have given to the house of my God, over and above all that I have prepared for the holy house, و به پسر من سليمان دل کامل عطا فرما تا اوامر و شهادات و فرايض تو را نگاه دارد، و جميع اين کارها را به عمل آورد و هيکل را که من براي آن تدارک ديدم بنا نمايد.» bible_en_fa Even three thousand talents of gold, of the gold of Ophir, and seven thousand talents of refined silver, to overlay the walls of the houses withal: پس داود به تمامي جماعت گفت: « يهُوَه خداي خود را متبارک خوانيد.» و تمامي جماعت يهُوَه خداي پدران خويش را متبارک خوانده، به رو افتاده، خداوند را سجده کردند و پادشاه را تعظيم نمودند. bible_en_fa The gold for things of gold, and the silver for things of silver, and for all manner of work to be made by the hands of artificers. And who then is willing to consecrate his service this day unto the LORD? و در فرداي آن روز براي خداوند ذبايح ذبح کردند و قرباني هاي سوختني براي خداوند گذرانيدند يعني هزار گاو و هزار قوچ و هزار بره با هداياي ريختني و ذبايح بسيار به جهت تمامي اسرائيل. bible_en_fa Then the chief of the fathers and princes of the tribes of Israel, and the captains of thousands and of hundreds, with the rulers of the king's work, offered willingly, و در آن روز به حضور خداوند به شادي عظيم اکل و شرب نمودند، و سليمان پسر داود را دوباره به پادشاهي نصب نموده، او را به حضور خداوند به رياست و صادوق را به کهانت مسح نمودند. bible_en_fa And gave for the service of the house of God of gold five thousand talents and ten thousand drams, and of silver ten thousand talents, and of brass eighteen thousand talents, and one hundred thousand talents of iron. پس سليمان بر کرسي خداوند نشسته، به جاي پدرش داود پادشاهي کرد و کامياب شد و تمامي اسرائيل او را اطاعت کردند. bible_en_fa And they with whom precious stones were found gave them to the treasure of the house of the LORD, by the hand of Jehiel the Gershonite. و جميع سروران و شجاعان و همه پسران داود پادشاه نيز مطيع سليمان پادشاه شدند. bible_en_fa Then the people rejoiced, for that they offered willingly, because with perfect heart they offered willingly to the LORD: and David the king also rejoiced with great joy. و خداوند سليمان را در نظر تمام اسرائيل بسيار بزرگ گردانيد و او را جلالي شاهانه داد که به هيچ پادشاه اسرائيل قبل از او داده نشده بود. bible_en_fa Wherefore David blessed the LORD before all the congregation: and David said, Blessed be thou, LORD God of Israel our father, for ever and ever. پس داود بن يسي بر تمامي اسرائيل سلطنت نمود. bible_en_fa Thine, O LORD, is the greatness, and the power, and the glory, and the victory, and the majesty: for all that is in the heaven and in the earth is thine; thine is the kingdom, O LORD, and thou art exalted as head above all. و مدت سلطنت او بر اسرائيل چهل سال بود، اما در حَبرُون هفت سال سلطنت کرد و در اورشليم سي وسه سال پادشاهي کرد. bible_en_fa Both riches and honour come of thee, and thou reignest over all; and in thine hand is power and might; and in thine hand it is to make great, and to give strength unto all. و در پيري نيکو از عمر و دولت و حشمت سير شده، وفات نمود و پسرش سليمان به جايش پادشاه شد. bible_en_fa Now therefore, our God, we thank thee, and praise thy glorious name. و اينک امور اول و آخر داود پادشاه در سِفرِ اخبار سموئيل رايي و اخبار ناتان نبي و اخبار جاد رايي،با تمامي سلطنت و جبروت او و روزگاري که بر وي و بر اسرائيل و بر جميع ممالک آن اراضي گذشت، مکتوب است. bible_en_fa But who am I, and what is my people, that we should be able to offer so willingly after this sort? for all things come of thee, and of thine own have we given thee. با تمامي سلطنت و جبروت او و روزگاري که بر وي و بر اسرائيل و بر جميع ممالک آن اراضي گذشت، مکتوب است. bible_en_fa For we are strangers before thee, and sojourners, as were all our fathers: our days on the earth are as a shadow, and there is none abiding. و سلیمان پسر داود در سلطنت خود قوی شد و یهوه خدایش با وی می‌بود و او راعظمت بسیار بخشید. bible_en_fa O LORD our God, all this store that we have prepared to build thee an house for thine holy name cometh of thine hand, and is all thine own. و سلیمان تمامی اسرائیل و سرداران هزاره وصده و داوران و هر رئیسی را که در تمامی اسرائیل بود از روسای خاندانهای آبا خواند. bible_en_fa I know also, my God, that thou triest the heart, and hast pleasure in uprightness. As for me, in the uprightness of mine heart I have willingly offered all these things: and now have I seen with joy thy people, which are present here, to offer willingly unto thee. وسلیمان با تمامی جماعت به مکان بلندی که درجبعون بود رفتند زیرا خیمه اجتماع خدا که موسی بنده خداوند آن را در بیابان ساخته بود درآنجا بود. bible_en_fa O LORD God of Abraham, Isaac, and of Israel, our fathers, keep this for ever in the imagination of the thoughts of the heart of thy people, and prepare their heart unto thee: لیکن داود تابوت خدا را از قریه یعاریم به‌جایی که داود برایش مهیا کرده بود بالاآورد و خیمه‌ای برایش در اورشلیم برپا نمود. bible_en_fa And give unto Solomon my son a perfect heart, to keep thy commandments, thy testimonies, and thy statutes, and to do all these things, and to build the palace, for the which I have made provision. ومذبح برنجینی که بصلئیل بن اوری ابن حورساخته بود، در آنجا پیش مسکن خداوند ماند وسلیمان و جماعت نزد آن مسالت نمودند. bible_en_fa And David said to all the congregation, Now bless the LORD your God. And all the congregation blessed the LORD God of their fathers, and bowed down their heads, and worshipped the LORD, and the king. پس سلیمان به آنجا نزد مذبح برنجینی که در خیمه اجتماع بود به حضور خداوند برآمده، هزارقربانی سوختنی بر آن گذرانید. bible_en_fa And they sacrificed sacrifices unto the LORD, and offered burnt offerings unto the LORD, on the morrow after that day, even a thousand bullocks, a thousand rams, and a thousand lambs, with their drink offerings, and sacrifices in abundance for all Israel: در همان شب خدا به سلیمان ظاهر شد و اورا گفت: «آنچه را که به تو بدهم طلب نما.» bible_en_fa And did eat and drink before the LORD on that day with great gladness. And they made Solomon the son of David king the second time, and anointed him unto the LORD to be the chief governor, and Zadok to be priest. سلیمان به خدا گفت: «تو به پدرم داود احسان عظیم نمودی و مرا به‌جای او پادشاه ساختی. bible_en_fa Then Solomon sat on the throne of the LORD as king instead of David his father, and prospered; and all Israel obeyed him. حال‌ای یهوه خدا به وعده خود که به پدرم داوددادی وفا نما زیرا که تو مرا بر قومی که مثل غبار زمین کثیرند پادشاه ساختی. bible_en_fa And all the princes, and the mighty men, and all the sons likewise of king David, submitted themselves unto Solomon the king. الان حکمت ومعرفت را به من عطا فرما تا به حضور این قوم خروج و دخول نمایم زیرا کیست که این قوم عظیم تو را داوری تواند نمود؟» bible_en_fa And the LORD magnified Solomon exceedingly in the sight of all Israel, and bestowed upon him such royal majesty as had not been on any king before him in Israel. خدا به سلیمان گفت: «چونکه این در خاطرتو بود و دولت و توانگری و حشمت و جان دشمنانت را نطلبیدی و نیز طول ایام را نخواستی بلکه به جهت خود حکمت و معرفت رادرخواست کردی تا بر قوم من که تو را بر سلطنت ایشان نصب نموده‌ام داوری نمایی. bible_en_fa Thus David the son of Jesse reigned over all Israel. لهذاحکمت و معرفت به تو بخشیده شد و دولت وتوانگری و حشمت را نیز به تو خواهم داد که پادشاهانی که قبل از تو بودند مثل آن را نداشتند وبعد از تو نیز مثل آن را نخواهند داشت.» bible_en_fa And the time that he reigned over Israel was forty years; seven years reigned he in Hebron, and thirty and three years reigned he in Jerusalem. پس سلیمان از مکان بلندی که در جبعون بود ازحضور خیمه اجتماع به اورشلیم مراجعت کرد وبر اسرائیل سلطنت نمود. bible_en_fa And he died in a good old age, full of days, riches, and honour: and Solomon his son reigned in his stead. و سلیمان ارابه‌ها و سواران جمع کرده، هزار و چهارصد ارابه و دوازده هزار سوار داشت، و آنها را در شهرهای ارابه‌ها و نزد پادشاه دراورشلیم گذاشت. bible_en_fa Now the acts of David the king, first and last, behold, they are written in the book of Samuel the seer, and in the book of Nathan the prophet, and in the book of Gad the seer, و پادشاه نقره و طلا را دراورشلیم مثل سنگها و چوب سرو آزاد را مثل چوب افراغ که در همواری است فراوان ساخت. bible_en_fa With all his reign and his might, and the times that went over him, and over Israel, and over all the kingdoms of the countries. و اسبهای سلیمان از مصر آورده می‌شد، و تاجران پادشاه دسته های آنها را می‌خریدند هردسته را به قیمت معین.و یک ارابه را به قیمت ششصد مثقال نقره از مصر بیرون می‌آوردند ومی رسانیدند و یک اسب را به قیمت صد و پنجاه، و همچنین برای جمیع پادشاهان حتیان وپادشاهان ارام به توسط آنها بیرون می‌آوردند. bible_en_fa And Solomon the son of David was strengthened in his kingdom, and the LORD his God was with him, and magnified him exceedingly. و یک ارابه را به قیمت ششصد مثقال نقره از مصر بیرون می‌آوردند ومی رسانیدند و یک اسب را به قیمت صد و پنجاه، و همچنین برای جمیع پادشاهان حتیان وپادشاهان ارام به توسط آنها بیرون می‌آوردند. bible_en_fa Then Solomon spake unto all Israel, to the captains of thousands and of hundreds, and to the judges, and to every governor in all Israel, the chief of the fathers. و سلیمان قصد نمود که خانه‌ای برای اسم یهوه و خانه‌ای به جهت سلطنت خودش بنا نماید. bible_en_fa So Solomon, and all the congregation with him, went to the high place that was at Gibeon; for there was the tabernacle of the congregation of God, which Moses the servant of the LORD had made in the wilderness. و سلیمان هفتاد هزار نفر برای حمل بارها، و هشتاد هزار نفر برای بریدن چوب درکوهها، و سه هزار و ششصد نفر برای نظارت آنهاشمرد. bible_en_fa But the ark of God had David brought up from Kirjath-jearim to the place which David had prepared for it: for he had pitched a tent for it at Jerusalem. و سلیمان نزد حورام، پادشاه صور فرستاده، گفت: «چنانکه با پدرم داود رفتار نمودی و چوب سرو آزاد برایش فرستادی تا خانه‌ای به جهت سکونت خویش بنا نماید، (همچنین با من رفتارنما). bible_en_fa Moreover the brasen altar, that Bezaleel the son of Uri, the son of Hur, had made, he put before the tabernacle of the LORD: and Solomon and the congregation sought unto it. اینک من خانه‌ای برای اسم یهوه خدای خود بنا می‌نمایم تا آن را برای او تقدیس کنم وبخور معطر در حضور وی بسوزانم، و به جهت نان تقدمه دائمی و قربانی های سوختنی صبح وشام، و به جهت سبت‌ها و غره‌ها و عیدهای یهوه خدای ما زیرا که این برای اسرائیل فریضه‌ای ابدی است. bible_en_fa And Solomon went up thither to the brasen altar before the LORD, which was at the tabernacle of the congregation, and offered a thousand burnt offerings upon it. و خانه‌ای که من بنا می‌کنم عظیم است، زیرا که خدای ما از جمیع خدایان عظیم ترمی باشد. bible_en_fa In that night did God appear unto Solomon, and said unto him, Ask what I shall give thee. و کیست که خانه‌ای برای او تواندساخت؟ زیرا فلک و فلک الافلاک گنجایش او راندارد؛ و من کیستم که خانه‌ای برای وی بنا نمایم؟ نی بلکه برای سوزانیدن بخور در حضور وی. bible_en_fa And Solomon said unto God, Thou hast shewed great mercy unto David my father, and hast made me to reign in his stead. و حال کسی را برای من بفرست که در کار طلا و نقره و برنج و آهن و ارغوان و قرمز و آسمانجونی ماهرو در صنعت نقاشی دانا باشد، تا با صنعتگرانی که نزد من در یهودا و اورشلیم هستند که پدر من داودایشان را حاضر ساخت، باشد. bible_en_fa Now , O LORD God, let thy promise unto David my father be established: for thou hast made me king over a people like the dust of the earth in multitude. و چوب سروآزاد و صنوبر و چوب صندل برای من از لبنان بفرست، زیرا بندگان تو را می‌دانم که در بریدن چوب لبنان ماهرند و اینک بندگان من با بندگان توخواهند بود. bible_en_fa Give me now wisdom and knowledge, that I may go out and come in before this people: for who can judge this thy people, that is so great? تا چوب فراوان برای من مهیاسازند زیرا خانه‌ای که من بنا می‌کنم عظیم وعجیب خواهد بود. bible_en_fa And God said to Solomon, Because this was in thine heart, and thou hast not asked riches, wealth, or honour, nor the life of thine enemies, neither yet hast asked long life; but hast asked wisdom and knowledge for thyself, that thou mayest judge my people, over whom I have made thee king: و اینک به چوب بران که این چوب را می‌برند، من بیست هزار کر گندم کوبیده شده، و بیست هزار کر جو و بیست هزاربت شراب و بیست هزار بت روغن برای بندگانت خواهم داد.» bible_en_fa Wisdom and knowledge is granted unto thee; and I will give thee riches, and wealth, and honour, such as none of the kings have had that have been before thee, neither shall there any after thee have the like. و حورام پادشاه صور مکتوب جواب داده، آن را نزد سلیمان فرستاد که «چون خداوند قوم خود را دوست می‌دارد از این جهت تو را به پادشاهی‌ایشان نصب نموده است.» bible_en_fa Then Solomon came from his journey to the high place that was at Gibeon to Jerusalem, from before the tabernacle of the congregation, and reigned over Israel. و حورام گفت: «متبارک باد یهوه خدای اسرائیل که آفریننده آسمان و زمین می‌باشد، زیرا که به داودپادشاه پسری حکیم و صاحب معرفت و فهم بخشیده است تا خانه‌ای برای خداوند و خانه‌ای برای سلطنت خودش بنا نماید. bible_en_fa And Solomon gathered chariots and horsemen: and he had a thousand and four hundred chariots, and twelve thousand horsemen, which he placed in the chariot cities, and with the king at Jerusalem. و الان حورام را که مردی حکیم و صاحب فهم از کسان پدر من است فرستادم. bible_en_fa And the king made silver and gold at Jerusalem as plenteous as stones, and cedar trees made he as the sycomore trees that are in the vale for abundance. و او پسرزنی از دختران دان است، و پدرش مرد صوری بود و به‌کار طلا و نقره و برنج و آهن و سنگ وچوب و ارغوان و آسمانجونی و کتان نازک وقرمز و هر صنعت نقاشی و اختراع همه اختراعات ماهر است، تا برای او با صنعتگران توو صنعتگران آقایم پدرت داود کاری معین بشود. bible_en_fa And Solomon had horses brought out of Egypt, and linen yarn: the king's merchants received the linen yarn at a price. پس حال آقایم گندم و جو و روغن و شراب راکه ذکر نموده بود، برای بندگان خود بفرستد. bible_en_fa And they fetched up, and brought forth out of Egypt a chariot for six hundred shekels of silver, and an horse for an hundred and fifty: and so brought they out horses for all the kings of the Hittites, and for the kings of Syria, by their means. وما چوب از لبنان به قدر احتیاج تو خواهیم برید، وآنها را بستنه ساخته، بروی دریا به یافا خواهیم آورد و تو آن را به اورشلیم خواهی برد.» bible_en_fa And Solomon determined to build an house for the name of the LORD, and an house for his kingdom. پس سلیمان تمامی مردان غریب را که درزمین اسرائیل بودند، بعد از شماره‌ای که پدرش داود آنها را شمرده بود شمرد، و صد و پنجاه وسه هزار و ششصد نفر از آنها یافت شدند.و ازایشان هفتاد هزار نفر برای حمل بارها و هشتادهزار نفر برای بریدن چوب در کوهها و سه هزار وشش صد نفر برای نظارت تا از مردم کار بگیرند، تعیین نمود. bible_en_fa And Solomon told out threescore and ten thousand men to bear burdens, and fourscore thousand to hew in the mountain, and three thousand and six hundred to oversee them. و ازایشان هفتاد هزار نفر برای حمل بارها و هشتادهزار نفر برای بریدن چوب در کوهها و سه هزار وشش صد نفر برای نظارت تا از مردم کار بگیرند، تعیین نمود. bible_en_fa And Solomon sent to Huram the king of Tyre, saying, As thou didst deal with David my father, and didst send him cedars to build him an house to dwell therein, even so deal with me. و سلیمان شروع کرد به بنا نمودن خانه خداوند در اورشلیم بر کوه موریا، جایی که (خداوند) بر پدرش داود ظاهر شده بود، جایی که داود در خرمنگاه ارنون یبوسی تعیین کرده بود. bible_en_fa Behold, I build an house to the name of the LORD my God, to dedicate it to him, and to burn before him sweet incense, and for the continual shewbread, and for the burnt offerings morning and evening, on the sabbaths, and on the new moons, and on the solemn feasts of the LORD our God. This is an ordinance for ever to Israel. و در روز دوم ماه دوم از سال چهارم سلطنت خود به بنا کردن شروع نمود. bible_en_fa And the house which I build is great: for great is our God above all gods. و این است اساس هایی که سلیمان برای بنا نمودن خانه خدا نهاد: طولش به ذراعها برحسب پیمایش اول شصت ذراع و عرضش بیست ذراع، bible_en_fa But who is able to build him an house, seeing the heaven and heaven of heavens cannot contain him? who am I then, that I should build him an house, save only to burn sacrifice before him? و طول رواقی که پیش خانه بود مطابق عرض خانه بیست ذراع، و بلندیش صد و بیست ذراع و اندرونش رابه طلای خالص پوشانید. bible_en_fa Send me now therefore a man cunning to work in gold, and in silver, and in brass, and in iron, and in purple, and crimson, and blue, and that can skill to grave with the cunning men that are with me in Judah and in Jerusalem, whom David my father did provide. و خانه بزرگ را به چوب صنوبر پوشانید و آن را به زر خالص پوشانید، و بر آن درختان خرما و رشته‌ها نقش نمود. bible_en_fa Send me also cedar trees, fir trees, and algum trees, out of Lebanon: for I know that thy servants can skill to cut timber in Lebanon; and, behold, my servants shall be with thy servants, و خانه را به سنگهای گرانبها برای زیبایی مرصع ساخت، و طلای آن طلای فروایم بود. bible_en_fa Even to prepare me timber in abundance: for the house which I am about to build shall be wonderful great. وتیرها و آستانه‌ها و دیوارها و درهای خانه را به طلا پوشانید و بر دیوارها کروبیان نقش نمود. bible_en_fa And, behold, I will give to thy servants, the hewers that cut timber, twenty thousand measures of beaten wheat, and twenty thousand measures of barley, and twenty thousand baths of wine, and twenty thousand baths of oil. و خانه قدس‌الاقداس را ساخت که طولش موافق عرض خانه بیست ذراع، و عرضش بیست ذراع بود، و آن را به زر خالص به مقدار ششصدوزنه پوشانید. bible_en_fa Then Huram the king of Tyre answered in writing, which he sent to Solomon, Because the LORD hath loved his people, he hath made thee king over them. و وزن میخها پنجاه مثقال طلابود، و بالاخانه‌ها را به طلا پوشانید. bible_en_fa Huram said moreover, Blessed be the LORD God of Israel, that made heaven and earth, who hath given to David the king a wise son, endued with prudence and understanding, that might build an house for the LORD, and an house for his kingdom. و در خانه قدس‌الاقداس دو کروبی مجسمه کاری ساخت و آنها را به طلا پوشانید. bible_en_fa And now I have sent a cunning man, endued with understanding, of Huram my father's, و طول بالهای کروبیان بیست ذراع بود که بال یکی پنج ذراع بوده، به دیوار خانه می‌رسید و بال دیگرش پنج ذراع بوده، به بال کروبی دیگربرمی خورد. bible_en_fa The son of a woman of the daughters of Dan, and his father was a man of Tyre, skilful to work in gold, and in silver, in brass, in iron, in stone, and in timber, in purple, in blue, and in fine linen, and in crimson; also to grave any manner of graving, and to find out every device which shall be put to him, with thy cunning men, and with the cunning men of my lord David thy father. و بال کروبی دیگر پنج ذراع بوده، به دیوار خانه می‌رسید وبال دیگرش پنج ذراع بوده، به بال کروبی دیگر ملصق می‌شد. bible_en_fa Now therefore the wheat, and the barley, the oil, and the wine, which my lord hath spoken of, let him send unto his servants: وبالهای این کروبیان به قدر بیست ذراع پهن می‌بودو آنها بر پایهای خود ایستاده بودند، و رویهای آنها به سوی اندرون خانه می‌بود. bible_en_fa And we will cut wood out of Lebanon, as much as thou shalt need: and we will bring it to thee in floats by sea to Joppa; and thou shall carry it up to Jerusalem. و حجاب رااز آسمانجونی و ارغوان و قرمز و کتان نازک ساخت، و کروبیان بر آن نقش نمود. bible_en_fa And Solomon numbered all the strangers that were in the land of Israel, after the numbering wherewith David his father had numbered them; and they were found an hundred and fifty thousand and three thousand and six hundred. و پیش خانه دو ستون ساخت که طول آنهاسی و پنج ذراع بود و تاجی که بر سر هر یکی ازآنها بود پنج ذراع بود. bible_en_fa And he set threescore and ten thousand of them to be bearers of burdens, and fourscore thousand to be hewers in the mountain, and three thousand and six hundred overseers to set the people a work. و رشته‌ها مثل آنهایی که در محراب بود ساخته، آنها را بر سر ستونها نهاد وصد انار ساخته، بر رشته‌ها گذاشت.و ستونهارا پیش هیکل یکی به‌دست راست، و دیگری به طرف چپ برپا نمود، و آن را که به طرف راست بود یاکین و آن را که به طرف چپ بود بوعز نام نهاد. bible_en_fa Then Solomon began to build the house of the LORD at Jerusalem in mount Moriah, where the LORD appeared unto David his father, in the place that David had prepared in the threshingfloor of Ornan the Jebusite. و ستونهارا پیش هیکل یکی به‌دست راست، و دیگری به طرف چپ برپا نمود، و آن را که به طرف راست بود یاکین و آن را که به طرف چپ بود بوعز نام نهاد. bible_en_fa And he began to build in the second day of the second month, in the fourth year of his reign. و مذبح برنجینی ساخت که طولش بیست ذراع، و عرضش بیست ذراع، و بلندیش ده ذراع بود. bible_en_fa Now these are the things wherein Solomon was instructed for the building of the house of God. The length by cubits after the first measure was threescore cubits, and the breadth twenty cubits. و دریاچه ریخته شده را ساخت که ازلب تا لبش ده ذراع بود، و از هر طرف مدور بود، وبلندیش پنج ذراع، و ریسمانی سی ذراعی آن راگرداگرد احاطه می‌داشت. bible_en_fa And the porch that was in the front of the house, the length of it was according to the breadth of the house, twenty cubits, and the height was an hundred and twenty: and he overlaid it within with pure gold. و زیر آن از هر طرف صورت گاوان بود که آن را گرداگرد احاطه می‌داشتند، یعنی برای هر ذراع ده از آنها دریاچه را از هرجانب احاطه می‌داشتند، و آن گاوان دردو صف بودند و در حین ریخته شدن آن ریخته شدند. bible_en_fa And the greater house he cieled with fir tree, which he overlaid with fine gold, and set thereon palm trees and chains. و آن بر دوازده گاو قایم بود که روی سه از آنها به سوی شمال و روی سه به سوی مغرب وروی سه به سوی جنوب و روی سه به سوی مشرق بود، و دریاچه بر فوق آنها و همه موخرهای آنها به طرف اندرون بود. bible_en_fa And he garnished the house with precious stones for beauty: and the gold was gold of Parvaim. و حجم آن یک وجب بود و لبش مثل لب کاسه مانند گل سوسن ساخته شده بود که گنجایش سه هزار بت به پیمایش داشت. bible_en_fa He overlaid also the house, the beams, the posts, and the walls thereof, and the doors thereof, with gold; and graved cherubims on the walls. و ده حوض ساخت و از آنهاپنج را به طرف راست و پنج را به طرف چپ گذاشت تا در آنها شست و شو نمایند، و آنچه راکه به قربانی های سوختنی تعلق داشت در آنهامی شستند، اما دریاچه برای شست و شوی کاهنان بود. bible_en_fa And he made the most holy house, the length whereof was according to the breadth of the house, twenty cubits, and the breadth thereof twenty cubits: and he overlaid it with fine gold, amounting to six hundred talents. و ده شمعدان طلا موافق قانون آنها ساخته، پنج را به طرف راست و پنج را به طرف چپ درهیکل گذاشت. bible_en_fa And the weight of the nails was fifty shekels of gold. And he overlaid the upper chambers with gold. و ده میز ساخته، پنج را به طرف راست و پنج را به طرف چپ در هیکل گذاشت، وصد کاسه طلا ساخت. bible_en_fa And in the most holy house he made two cherubims of image work, and overlaid them with gold. و صحن کاهنان و صحن بزرگ و دروازه های صحن (بزرگ را) ساخت، ودرهای آنها را به برنج پوشانید. bible_en_fa And the wings of the cherubims were twenty cubits long: one wing of the one cherub was five cubits, reaching to the wall of the house: and the other wing was likewise five cubits, reaching to the wing of the other cherub. و دریاچه را به‌جانب راست خانه به سوی مشرق از طرف جنوب گذاشت. bible_en_fa And one wing of the other cherub was five cubits, reaching to the wall of the house: and the other wing was five cubits also, joining to the wing of the other cherub. و حورام دیگها و خاکندازها و کاسه‌ها راساخت پس حورام تمام کاری که برای سلیمان پادشاه به جهت خانه خدا می‌کرد به انجام رسانید. bible_en_fa The wings of these cherubims spread themselves forth twenty cubits: and they stood on their feet, and their faces were inward. دو ستون و پیاله های تاجهایی که بر سر دوستون بود و دو شبکه به جهت پوشانیدن دو پیاله تاجهایی که بر ستونها بود bible_en_fa And he made the vail of blue, and purple, and crimson, and fine linen, and wrought cherubims thereon. و چهارصد انار برای دو شبکه و دو صف انار برای هر شبکه بود تا دوپیاله تاجهایی را که بالای ستونها بود بپوشاند. bible_en_fa Also he made before the house two pillars of thirty and five cubits high, and the chapiter that was on the top of each of them was five cubits. و پایه‌ها را ساخت و حوضها را بر پایه هاساخت. bible_en_fa And he made chains, as in the oracle, and put them on the heads of the pillars; and made an hundred pomegranates, and put them on the chains. و یک دریاچه و دوازده گاو را زیردریاچه (ساخت ). bible_en_fa And he reared up the pillars before the temple, one on the right hand, and the other on the left; and called the name of that on the right hand Jachin, and the name of that on the left Boaz. و دیگها و خاکندازها وچنگالها و تمامی اسباب آنها را پدرش حورام برای سلیمان پادشاه به جهت خانه خداوند ازبرنج صیقلی ساخت. bible_en_fa Moreover he made an altar of brass, twenty cubits the length thereof, and twenty cubits the breadth thereof, and ten cubits the height thereof. آنها را پادشاه درصحرای اردن در گل رست که در میان سکوت وصرده بود ریخت. bible_en_fa Also he made a molten sea of ten cubits from brim to brim, round in compass, and five cubits the height thereof; and a line of thirty cubits did compass it round about. و سلیمان تمام این آلات رااز حد زیاده ساخت، چونکه وزن برنج دریافت نمی شد. bible_en_fa And under it was the similitude of oxen, which did compass it round about: ten in a cubit, compassing the sea round about. Two rows of oxen were cast, when it was cast. و سلیمان تمامی آلات را که در خانه خدابود و مذبح طلا و میزها را که نان تقدمه بر آنها بودساخت. bible_en_fa It stood upon twelve oxen, three looking toward the north, and three looking toward the west, and three looking toward the south, and three looking toward the east: and the sea was set above upon them, and all their hinder parts were inward. و شمعدانها و چراغهای آنها را ازطلای خالص تا برحسب معمول در مقابل محراب افروخته شود. bible_en_fa And the thickness of it was an handbreadth, and the brim of it like the work of the brim of a cup, with flowers of lilies; and it received and held three thousand baths. و گلها و چراغها وانبرها را از طلا یعنی از زر خالص ساخت.و گلگیرها و کاسه‌ها و قاشقها و مجمرها را از طلای خالص (ساخت )، و دروازه خانه و درهای اندرونی آن به جهت قدس‌الاقداس و درهای خانه هیکل از طلا بود. bible_en_fa He made also ten lavers, and put five on the right hand,and five on the left, to wash in them: such things as they offered for the burnt offering they washed in them; but the sea was for the priests to wash in. و گلگیرها و کاسه‌ها و قاشقها و مجمرها را از طلای خالص (ساخت )، و دروازه خانه و درهای اندرونی آن به جهت قدس‌الاقداس و درهای خانه هیکل از طلا بود. bible_en_fa And he made ten candlesticks of gold according to their form, and set them in the temple, five on the right hand, and five on the left. پس تمامی کاری که سلیمان به جهت خانه خداوند کرد تمام شد، و سلیمان موقوفات پدرش داود را داخل ساخت، و نقره و طلا و سایرآلات آنها را در خزاین خانه خدا گذاشت. bible_en_fa He made also ten tables, and placed them in the temple, five on the right side, and five on the left. And he made an hundred basons of gold. آنگاه سلیمان مشایخ اسرائیل و جمیع روسای اسباط و سروران آبای بنی‌اسرائیل را دراورشلیم جمع کرد تا تابوت عهد خداوند را ازشهر داود که صهیون باشد، برآورند. bible_en_fa Furthermore he made the court of the priests, and the great court, and doors for the court, and overlaid the doors of them with brass. و جمیع مردان اسرائیل در عید ماه هفتم نزد پادشاه جمع شدند. bible_en_fa And he set the sea on the right side of the east end, over against the south. پس جمیع مشایخ اسرائیل آمدند ولاویان تابوت را برداشتند. bible_en_fa And Huram made the pots, and the shovels, and the basons. And Huram finished the work that he was to make for king Solomon for the house of God; و تابوت و خیمه اجتماع و همه آلات مقدس را که در خیمه بودبرآوردند، و لاویان کهنه آنها را برداشتند. bible_en_fa To wit, the two pillars, and the pommels, and the chapiters which were on the top of the two pillars, and the two wreaths to cover the two pommels of the chapiters which were on the top of the pillars; وسلیمان پادشاه و تمامی جماعت اسرائیل که نزدوی جمع شده بودند پیش تابوت ایستادند، وآنقدر گوسفند و گاو ذبح کردند که به شماره وحساب نمی آمد. bible_en_fa And four hundred pomegranates on the two wreaths; two rows of pomegranates on each wreath, to cover the two pommels of the chapiters which were upon the pillars. و کاهنان تابوت عهد خداوندرا به مکانش در محراب خانه، یعنی درقدس‌الاقداس زیر بالهای کروبیان درآوردند. bible_en_fa He made also bases, and lavers made he upon the bases; وکروبیان بالهای خود را بر مکان تابوت پهن می‌کردند و کروبیان تابوت و عصاهایش را از بالامی پوشانیدند. bible_en_fa One sea, and twelve oxen under it. و عصاها اینقدر دراز بود که سرهای عصاها از تابوت پیش محراب دیده می شد، اما از بیرون دیده نمی شد، و تا امروز درآنجا است. bible_en_fa The pots also, and the shovels, and the fleshhooks, and all their instruments, did Huram his father make to king Solomon for the house of the LORD of bright brass. و در تابوت چیزی نبود سوای آن دو لوح که موسی در حوریب در آن گذاشت وقتی که خداوند با بنی‌اسرائیل در حین بیرون آمدن ایشان از مصر عهد بست. bible_en_fa In the plain of Jordan did the king cast them, in the clay ground between Succoth and Zeredathah. و واقع شد که چون کاهنان از قدس بیرون آمدند (زیرا همه کاهنانی که حاضر بودند بدون ملاحظه نوبتهای خود خویشتن را تقدیس کردند. bible_en_fa Thus Solomon made all these vessels in great abundance: for the weight of the brass could not be found out. و جمیع لاویانی که مغنی بودند یعنی آساف وهیمان و یدوتون و پسران و برادران ایشان به کتان نازک ملبس شده، با سنجها و بربطها و عودها به طرف مشرق مذبح ایستاده بودند، و با ایشان صدو بیست کاهن بودند که کرنا می‌نواختند). bible_en_fa And Solomon made all the vessels that were for the house of God, the golden altar also, and the tables whereon the shewbread was set; پس واقع شد که چون کرنانوازان و مغنیان مثل یک نفربه یک آواز در حمد و تسبیح خداوند به صداآمدند، و چون با کرناها و سنجها و سایر آلات موسیقی به آواز بلند خواندند و خداوند را حمدگفتند که او نیکو است زیرا که رحمت او تاابدالاباد است، آنگاه خانه یعنی خانه خداوند ازابر پر شد.و کاهنان به‌سبب ابر نتوانستند برای خدمت بایستند زیرا که جلال یهوه خانه خدا راپر کرده بود. bible_en_fa Moreover the candlesticks with their lamps, that they should burn after the manner before the oracle, of pure gold; و کاهنان به‌سبب ابر نتوانستند برای خدمت بایستند زیرا که جلال یهوه خانه خدا راپر کرده بود. bible_en_fa And the flowers, and the lamps, and the tongs, made he of gold, and that perfect gold; آنگاه سلیمان گفت: «خداوند فرموده است که در تاریکی غلیظ ساکن می‌شوم. bible_en_fa And the snuffers, and the basons, and the spoons, and the censers, of pure gold: and the entry of the house, the inner doors thereof for the most holy place, and the doors of the house of the temple, were of gold. اما من خانه‌ای برای سکونت تو و مکانی را که تا به ابدساکن شوی بنا نموده‌ام.» bible_en_fa Thus all the work that Solomon made for the house of the LORD was finished: and Solomon brought in all the things that David his father had dedicated; and the silver, and the gold, and all the instruments, put he among the treasures of the house of God. و پادشاه روی خود را برگردانیده، تمامی جماعت اسرائیل را برکت داد، و تمامی جماعت اسرائیل بایستادند. bible_en_fa Then Solomon assembled the elders of Israel, and all the heads of the tribes, the chief of the fathers of the children of Israel, unto Jerusalem, to bring up the ark of the covenant of the LORD out of the city of David, which is Zion. پس گفت: «یهوه خدای اسرائیل متبارک باد که به دهان خود به پدرم داودوعده داده، و به‌دست خود آن را به‌جا آورده، گفت: bible_en_fa Wherefore all the men of Israel assembled themselves unto the king in the feast which was in the seventh month. از روزی که قوم خود را از زمین مصربیرون آوردم شهری از جمیع اسباط اسرائیل برنگزیدم تا خانه‌ای بنا نمایم که اسم من در آن باشد، و کسی را برنگزیدم تا پیشوای قوم من اسرائیل بشود. bible_en_fa And all the elders of Israel came; and the Levites took up the ark. اما اورشلیم را برگزیدم تا اسم من در آنجا باشد و داود را انتخاب نمودم تاپیشوای قوم من اسرائیل بشود. bible_en_fa And they brought up the ark, and the tabernacle of the congregation, and all the holy vessels that were in the tabernacle, these did the priests and the Levites bring up. و در دل پدرم داود بود که خانه‌ای برای اسم یهوه خدای اسرائیل بنا نماید. bible_en_fa Also king Solomon, and all the congregation of Israel that were assembled unto him before the ark, sacrificed sheep and oxen, which could not be told nor numbered for multitude. اما خداوند به پدرم داودگفت: چون در دل تو بود که خانه‌ای برای اسم من بنا نمایی نیکو کردی که این را در دل خود نهادی. bible_en_fa And the priests brought in the ark of the covenant of the LORD unto his place, to the oracle of the house, into the most holy place, even under the wings of the cherubims: لیکن تو خانه را بنا نخواهی نمود، بلکه پسر توکه از صلب تو بیرون آید او خانه را برای اسم من بنا خواهد کرد. bible_en_fa For the cherubims spread forth their wings over the place of the ark, and the cherubims covered the ark and the staves thereof above. پس خداوند کلامی را که گفته بود ثابت گردانید و من به‌جای پدرم داودبرخاسته، و بر وفق آنچه خداوند گفته بود برکرسی اسرائیل نشسته‌ام و خانه را به اسم یهوه خدای اسرائیل بنا نمودم. bible_en_fa And they drew out the staves of the ark, that the ends of the staves were seen from the ark before the oracle; but they were not seen without. And there it is unto this day. و تابوت را که عهدخداوند که آن را با بنی‌اسرائیل بسته بود در آن می‌باشد در آنجا گذاشته‌ام.» bible_en_fa There was nothing in the ark save the two tables which Moses put therein at Horeb, when the LORD made a covenant with the children of Israel, when they came out of Egypt. و او پیش مذبح خداوند به حضور تمامی جماعت اسرائیل ایستاده، دستهای خود رابرافراشت. bible_en_fa And it came to pass, when the priests were come out of the holy place: (for all the priests that were present were sanctified, and did not then wait by course: زیرا که سلیمان منبر برنجینی را که طولش پنج ذراع، و عرضش پنج ذراع، و بلندیش سه ذراع بود ساخته، آن را در میان صحن گذاشت و بر آن ایستاده، به حضور تمامی جماعت اسرائیل زانو زد و دستهای خود را به سوی آسمان برافراشته، bible_en_fa Also the Levites which were the singers, all of them of Asaph, of Heman, of Jeduthun, with their sons and their brethren, being arrayed in white linen, having cymbals and psalteries and harps, stood at the east end of the altar, and with them an hundred and twenty priests sounding with trumpets:) گفت: «ای یهوه خدای اسرائیل! خدایی مثل تو نه در آسمان و نه در زمین می‌باشد که با بندگان خود که به حضور تو به تمامی دل خویش سلوک می‌نمایند، عهد ورحمت را نگاه می‌داری. bible_en_fa It came even to pass, as the trumpeters and singers were as one, to make one sound to be heard in praising and thanking the LORD; and when they lifted up their voice with the trumpets and cymbals and instruments of musick, and praised the LORD, saying, For he is good; for his mercy endureth for ever: that then the house was filled with a cloud, even the house of the LORD; و آن وعده‌ای را که به بنده خود پدرم داود داده‌ای نگاه داشته‌ای زیرا به دهان خود وعده دادی و به‌دست خود آن را وفانمودی چنانکه امروز شده است. bible_en_fa So that the priests could not stand to minister by reason of the cloud: for the glory of the LORD had filled the house of God. پس الان‌ای یهوه خدای اسرائیل با بنده خود پدرم داود آن وعده را نگاه دار که به او داده و گفته‌ای که به حضور من کسی‌که بر کرسی اسرائیل بنشیندبرای تو منقطع نخواهد شد، به شرطی که پسرانت طریقهای خود را نگاه داشته، به شریعت من سلوک نمایند چنانکه تو به حضور من رفتارنمودی. bible_en_fa Then said Solomon, The LORD hath said that he would dwell in the thick darkness. و الان‌ای یهوه خدای اسرائیل کلامی که به بنده خود داود گفته‌ای ثابت بشود. bible_en_fa But I have built an house of habitation for thee, and a place for thy dwelling for ever. «اما آیا خدا فی الحقیقه در میان آدمیان برزمین ساکن خواهد شد؟ اینک فلک و فلک الافلاک تو را گنجایش ندارد تا چه رسد به این خانه‌ای که بنا کردم. bible_en_fa And the king turned his face, and blessed the whole congregation of Israel: and all the congregation of Israel stood. لیکن‌ای یهوه خدای من به دعا وتضرع بنده خود توجه نما و استغاثه و دعایی راکه بنده ات به حضور تو می‌کند اجابت فرما. bible_en_fa And he said, Blessed be the LORD God of Israel, who hath with his hands fulfilled that which he spake with his mouth to my father David, saying, تاآنکه شب و روز چشمان تو بر این خانه باز شود وبر مکانی که درباره‌اش وعده داده‌ای که اسم خودرا در آنجا قرار خواهی داد تا دعایی را که بنده ات به سوی این مکان بنماید اجابت کنی. bible_en_fa Since the day that I brought forth my people out of the land of Egypt I chose no city among all the tribes of Israel to build an house in, that my name might be there; neither chose I any man to be a ruler over my people Israel: و تضرع بنده ات و قوم خود اسرائیل را که به سوی این مکان دعا می‌نمایند استماع نما و از آسمان مکان سکونت خود بشنو و چون شنیدی عفو فرما. bible_en_fa But I have chosen Jerusalem, that my name might be there; and have chosen David to be over my people Israel. «اگر کسی با همسایه خود گناه ورزد و قسم بر او عرضه شود که بخورد و او آمده، پیش مذبح تو در این خانه قسم خورد، bible_en_fa Now it was in the heart of David my father to build an house for the name of the LORD God of Israel. آنگاه از آسمان بشنو و عمل نموده، به جهت بندگانت داوری کن و شریران را جزا داده، طریق ایشان را بسر ایشان برسان، و عادلان را عادل شمرده، ایشان را به حسب عدالت ایشان جزا بده. bible_en_fa But the LORD said to David my father, Forasmuch as it was in thine heart to build an house for my name, thou didst well in that it was in thine heart: «و هنگامی که قوم تو اسرائیل به‌سبب گناهانی که به تو ورزیده باشند به حضور دشمنان خود مغلوب شوند، اگر به سوی تو بازگشت نموده، به اسم تو اعتراف نمایند و نزد تو در این خانه دعا و تضرع کنند، bible_en_fa Notwithstanding thou shalt not build the house; but thy son which shall come forth out of thy loins, he shall build the house for my name. آنگاه از آسمان بشنو وگناه قوم خود اسرائیل را بیامرز و ایشان را به زمینی که به ایشان و به پدران ایشان داده‌ای بازآور. bible_en_fa The LORD therefore hath performed his word that he hath spoken: for I am risen up in the room of David my father, and am set on the throne of Israel, as the LORD promised, and have built the house for the name of the LORD God of Israel. «هنگامی که آسمان بسته شود و به‌سبب گناهانی که به تو ورزیده باشند باران نبارد، اگر به سوی این مکان دعا کنند و به اسم تو اعتراف نمایند و به‌سبب مصیبتی که به ایشان رسانیده باشی از گناه خویش بازگشت کنند، bible_en_fa And in it have I put the ark, wherein is the covenant of the LORD, that he made with the children of Israel. آنگاه ازآسمان بشنو و گناه بندگانت و قوم خود اسرائیل را بیامرز و راه نیکو را که در آن باید رفت به ایشان تعلیم بده، و به زمین خود که آن را به قوم خویش برای میراث بخشیده‌ای باران بفرست. bible_en_fa And he stood before the altar of the LORD in the presence of all the congregation of Israel, and spread forth his hands: «اگر در زمین قحطی باشد و اگر وبا یا بادسموم یا یرقان باشد یا اگر ملخ یا کرم باشد و اگردشمنان ایشان، ایشان را در شهرهای زمین ایشان محاصره نمایند هر بلایی یا هر مرضی که بوده باشد. bible_en_fa For Solomon had made a brasen scaffold, of five cubits long, and five cubits broad, and three cubits high, and had set it in the midst of the court: and upon it he stood, and kneeled down upon his knees before all the congregation of Israel, and spread forth his hands toward heaven, آنگاه هر دعا و هر استغاثه‌ای که از هرمرد یا از تمامی قوم تو اسرائیل کرده شود که هریک از ایشان بلا و غم دل خود را خواهد دانست، و دستهای خود را به سوی این خانه دراز خواهد کرد. bible_en_fa And said, O LORD God of Israel, there is no God like thee in the heaven, nor in the earth; which keepest covenant, and shewest mercy unto thy servants, that walk before thee with all their hearts: آنگاه از آسمان که مکان سکونت تو باشدبشنو و بیامرز و به هر کس که دل او را می‌دانی به حسب راههایش جزا بده، زیرا که تو به تنهایی عارف قلوب جمیع بنی آدم هستی. bible_en_fa Thou which hast kept with thy servant David my father that which thou hast promised him; and spakest with thy mouth, and hast fulfilled it with thine hand, as it is this day. تا آن که ایشان در تمامی روزهایی که بروی زمینی که به پدران ما داده‌ای زنده باشند از تو بترسند. bible_en_fa Now therefore, O LORD God of Israel, keep with thy servant David my father that which thou hast promised him, saying, There shall not fail thee a man in my sight to sit upon the throne of Israel; yet so that thy children take heed to their way to walk in my law, as thou hast walked before me. «و نیز غریبی که از قوم تو اسرائیل نباشد وبه‌خاطر اسم عظیم تو و دست قوی و بازوی برافراشته تو از زمین بعید آمده باشد، پس چون بیاید و به سوی این خانه دعا نماید، bible_en_fa Now then, O LORD God of Israel, let thy word be verified, which thou hast spoken unto thy servant David. آنگاه ازآسمان، مکان سکونت خود، بشنو و موافق هرآنچه آن غریب نزد تو استغاثه نماید به عمل آورتا جمیع قومهای جهان اسم تو را بشناسند و مثل قوم تو اسرائیل از تو بترسند و بدانند که اسم تو براین خانه‌ای که بنا کرده‌ام نهاده شده است. bible_en_fa But will God in very deed dwell with men on the earth? behold, heaven and the heaven of heavens cannot contain thee; how much less this house which I have built! «اگر قوم تو برای مقاتله با دشمنان خود به راهی که ایشان را فرستاده باشی، بیرون روند و به سوی شهری که برگزیده‌ای و خانه‌ای که به جهت اسم تو بنا کرده‌ام، نزد تو دعا نمایند، bible_en_fa Have respect therefore to the prayer of thy servant, and to his supplication, O LORD my God, to hearken unto the cry and the prayer which thy servant prayeth before thee: آنگاه دعاو تضرع ایشان را از آسمان بشنو و حق ایشان را به‌جا آور. bible_en_fa That thine eyes may be open upon this house day and night, upon the place whereof thou hast said that thou wouldest put thy name there; to hearken unto the prayer which thy servant prayeth toward this place. «و اگر به تو گناه ورزیده باشند زیرا انسانی نیست که گناه نکند، و بر ایشان غضبناک شده، ایشان را به‌دست دشمنان تسلیم کرده باشی واسیرکنندگان ایشان، ایشان را به زمین دور یانزدیک ببرند، bible_en_fa Hearken therefore unto the supplications of thy servant, and of thy people Israel, which they shall make toward this place: hear thou from thy dwelling place, even from heaven; and when thou hearest, forgive. پس اگر در زمینی که در آن اسیرباشند به خود آمده، بازگشت نمایند و در زمین اسیری خود نزد تو تضرع نموده، گویند که گناه کرده و عصیان ورزیده، و شریرانه رفتارنموده‌ایم، bible_en_fa If a man sin against his neighbour, and an oath be laid upon him to make him swear, and the oath come before thine altar in this house; و در زمین اسیری خویش که ایشان را به آن به اسیری برده باشند، به تمامی دل وتمامی جان خود به تو بازگشت نمایند، و به سوی زمینی که به پدران ایشان داده‌ای و شهری که برگزیده‌ای و خانه‌ای که برای اسم تو بنا کرده‌ام دعا نمایند، bible_en_fa Then hear thou from heaven, and do, and judge thy servants, by requiting the wicked, by recompensing his way upon his own head; and by justifying the righteous, by giving him according to his righteousness. آنگاه از آسمان، مکان سکونت خود، دعا و تضرع ایشان را بشنو و حق ایشان رابجا آور، و قوم خود را که به تو گناه ورزیده باشندبیامرز. bible_en_fa And if thy people Israel be put to the worse before the enemy, because they have sinned against thee; and shall return and confess thy name, and pray and make supplication before thee in this house; پس الان‌ای خدای من چشمان تو بازشود و گوشهای تو به دعاهایی که در این مکان کرده شود شنوا باشد. bible_en_fa Then hear thou from the heavens, and forgive the sin of thy people Israel, and bring them again unto the land which thou gavest to them and to their fathers. و حال تو‌ای یهوه خدا، با تابوت قوت خود به سوی آرامگاه خویش برخیز. ای یهوه خدا کاهنان تو به نجات ملبس گردند و مقدسانت به نیکویی شادمان بشوند‌ای یهوه خدا روی مسیح خود را برنگردان ورحمتهای بنده خود داود را بیاد آور.» bible_en_fa When the heaven is shut up, and there is no rain, because they have sinned against thee; yet if they pray toward this place, and confess thy name, and turn from their sin, when thou dost afflict them; ‌ای یهوه خدا روی مسیح خود را برنگردان ورحمتهای بنده خود داود را بیاد آور.» bible_en_fa Then hear thou from heaven, and forgive the sin of thy servants, and of thy people Israel, when thou hast taught them the good way, wherein they should walk; and send rain upon thy land, which thou hast given unto thy people for an inheritance. و چون سلیمان از دعا کردن فارغ شد، آتش از آسمان فرود آمده، قربانی های سوختنی و ذبایح را سوزانید و جلال خداوند خانه را مملوساخت. bible_en_fa If there be dearth in the land, if there be pestilence, if there be blasting, or mildew, locusts, or caterpillers; if their enemies besiege them in the cities of their land; whatsoever sore or whatsoever sickness there be: و کاهنان به خانه خداوند نتوانستندداخل شوند، زیرا جلال یهوه خانه خداوند را پرکرده بود. bible_en_fa Then what prayer or what supplication soever shall be made of any man, or of all thy people Israel, when every one shall know his own sore and his own grief, and shall spread forth his hands in this house: و چون تمامی بنی‌اسرائیل آتش را که فرود می‌آمد و جلال خداوند را که بر خانه می‌بوددیدند، روی خود را به زمین بر سنگفرش نهادند وسجده نموده، خداوند را حمد گفتند که او نیکواست، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa Then hear thou from heaven thy dwelling place, and forgive, and render unto every man according unto all his ways, whose heart thou knowest; (for thou only knowest the hearts of the children of men:) و پادشاه و تمامی قوم قربانی‌ها در حضورخداوند گذرانیدند. bible_en_fa That they may fear thee, to walk in thy ways, so long as they live in the land which thou gavest unto our fathers. و سلیمان پادشاه بیست ودو هزار گاو و صد و بیست هزار گوسفند برای قربانی گذرانید و پادشاه و تمامی قوم، خانه خدا را تبریک نمودند. bible_en_fa Moreover concerning the stranger, which is not of thy people Israel, but is come from a far country for thy great name's sake, and thy mighty hand, and thy stretched out arm; if they come and pray in this house; و کاهنان بر سر شغلهای مخصوص خود ایستاده بودند و لاویان، آلات نغمه خداوند را (به‌دست گرفتند) که داود پادشاه آنها را ساخته بود، تا خداوند را به آنها حمدگویند، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است، و داودبه وساطت آنها تسبیح می‌خواند و کاهنان پیش ایشان کرنا می‌نواختند و تمام اسرائیل ایستاده بودند. bible_en_fa Then hear thou from the heavens, even from thy dwelling place, and do according to all that the stranger calleth to thee for; that all people of the earth may know thy name, and fear thee, as doth thy people Israel, and may know that this house which I have built is called by thy name. و سلیمان وسط صحنی را که پیش خانه خداوند بود، تقدیس نمود زیرا که در آنجاقربانی های سوختنی و پیه ذبایح سلامتی رامی گذرانید، چونکه مذبح برنجینی که سلیمان ساخته بود، قربانی های سوختنی وهدایای آردی و پیه ذبایح را گنجایش نداشت. bible_en_fa If thy people go out to war against their enemies by the way that thou shalt send them, and they pray unto thee toward this city which thou hast chosen, and the house which I have built for thy name; و در آنوقت سلیمان و تمامی اسرائیل با وی هفت روز را عید نگاه داشتند و آن انجمن بسیاربزرگ از مدخل حمات تا نهر مصر بود. bible_en_fa Then hear thou from the heavens their prayer and their supplication, and maintain their cause. و درروز هشتم محفلی مقدس برپا داشتند، زیرا که برای تبریک مذبح هفت روز و برای عید هفت روز نگاه داشتند. bible_en_fa If they sin against thee, (for there is no man which sinneth not,) and thou be angry with them, and deliver them over before their enemies, and they carry them away captives unto a land far off or near; و در روز بیست و سوم ماه هفتم قوم را به خیمه های ایشان مرخص فرمود وایشان به‌سبب احسانی که خداوند به داود وسلیمان و قوم خود اسرائیل کرده بود، شادمان وخوشدل بودند. bible_en_fa Yet if they bethink themselves in the land whither they are carried captive, and turn and pray unto thee in the land of their captivity, saying, We have sinned, we have done amiss, and have dealt wickedly; پس سلیمان خانه خداوند و خانه پادشاه راتمام کرد و هرآنچه سلیمان قصد نموده بود که درخانه خداوند و در خانه خود بسازد، آن را نیکو به انجام رسانید. bible_en_fa If they return to thee with all their heart and with all their soul in the land of their captivity, whither they have carried them captives, and pray toward their land, which thou gavest unto their fathers, and toward the city which thou hast chosen, and toward the house which I have built for thy name: و خداوند بر سلیمان در شب ظاهر شده، اورا گفت: «دعای تو را اجابت نمودم و این مکان رابرای خود برگزیدم تا خانه قربانی‌ها شود. bible_en_fa Then hear thou from the heavens, even from thy dwelling place, their prayer and their supplications, and maintain their cause, and forgive thy people which have sinned against thee. اگرآسمان را ببندم تا باران نبارد و اگر امر کنم که ملخ، حاصل زمین را بخورد و اگر وبا در میان قوم خودبفرستم، bible_en_fa Now, my God, let, I beseech thee, thine eyes be open, and let thine ears be attent unto the prayer that is made in this place. و قوم من که به اسم من نامیده شده اندمتواضع شوند، و دعا کرده، طالب حضور من باشند، و از راههای بد خویش بازگشت نمایند، آنگاه من از آسمان اجابت خواهم فرمود، وگناهان ایشان را خواهم آمرزید و زمین ایشان راشفا خواهم داد. bible_en_fa Now therefore arise, O LORD God, into thy resting place, thou, and the ark of thy strength: let thy priests, O LORD God, be clothed with salvation, and let thy saints rejoice in goodness. و از این به بعد چشمان من گشاده، و گوشهای من به دعایی که در این مکان کرده شود شنوا خواهد بود. bible_en_fa O LORD God, turn not away the face of thine anointed: remember the mercies of David thy servant. و حال این خانه رااختیار کرده، و تقدیس نموده‌ام که اسم من تا به ابددر آن قرار گیرد و چشم و دل من همیشه بر آن باشد. bible_en_fa Now when Solomon had made an end of praying, the fire came down from heaven, and consumed the burnt offering and the sacrifices; and the glory of the LORD filled the house. و اگر تو به حضور من سلوک نمایی، چنانکه پدرت داود سلوک نمود و برحسب هرآنچه تو را امر فرمایم عمل نمایی و فرایض واحکام مرا نگاه داری، bible_en_fa And the priests could not enter into the house of the LORD, because the glory of the LORD had filled the LORD's house. آنگاه کرسی سلطنت تورا استوار خواهم ساخت چنانکه با پدرت داودعهد بسته، گفتم کسی‌که بر اسرائیل سلطنت نماید از تو منقطع نخواهد شد. bible_en_fa And when all the children of Israel saw how the fire came down, and the glory of the LORD upon the house, they bowed themselves with their faces to the ground upon the pavement, and worshipped, and praised the LORD, saying, For he is good; for his mercy endureth for ever. «لیکن اگر شما برگردید و فرایض و احکام مرا که پیش روی شما نهاده‌ام ترک نمایید و رفته، خدایان غیر را عبادت کنید، و آنها را سجده نمایید، bible_en_fa Then the king and all the people offered sacrifices before the LORD. آنگاه ایشان را از زمینی که به ایشان داده‌ام خواهم کند و این خانه را که برای اسم خودتقدیس نموده‌ام، از حضور خود خواهم افکند وآن را در میان جمیع قوم‌ها ضرب‌المثل و مسخره خواهم ساخت. bible_en_fa And king Solomon offered a sacrifice of twenty and two thousand oxen, and an hundred and twenty thousand sheep: so the king and all the people dedicated the house of God. و این خانه که اینقدر رفیع است هرکه از آن بگذرد متحیر شده، خواهدگفت: برای چه خداوند به این زمین و به این خانه چنین عمل نموده است؟و جواب خواهندداد: چونکه یهوه خدای پدران خود را که ایشان رااز زمین مصر بیرون آورد ترک کردند و به خدایان غیر متمسک شده، آنها را سجده و عبادت نمودند از این جهت تمامی این بلا را بر ایشان وارد آورده است.» bible_en_fa And the priests waited on their offices: the Levites also with instruments of musick of the LORD, which David the king had made to praise the LORD, because his mercy endureth for ever, when David praised by their ministry; and the priests sounded trumpets before them, and all Israel stood. و جواب خواهندداد: چونکه یهوه خدای پدران خود را که ایشان رااز زمین مصر بیرون آورد ترک کردند و به خدایان غیر متمسک شده، آنها را سجده و عبادت نمودند از این جهت تمامی این بلا را بر ایشان وارد آورده است.» bible_en_fa Moreover Solomon hallowed the middle of the court that was before the house of the LORD: for there he offered burnt offerings, and the fat of the peace offerings, because the brasen altar which Solomon had made was not able to receive the burnt offerings, and the meat offerings, and the fat. و بعد از انقضای بیست سالی که سلیمان خانه خداوند و خانه خود را بنا می‌کرد، bible_en_fa Also at the same time Solomon kept the feast seven days, and all Israel with him, a very great congregation, from the entering in of Hamath unto the river of Egypt. سلیمان شهرهایی را که حورام به سلیمان داده بود تعمیر نمود، و بنی‌اسرائیل را در آنها ساکن گردانید. bible_en_fa And in the eighth day they made a solemn assembly: for they kept the dedication of the altar seven days, and the feast seven days. و سلیمان به حمات صوبه رفته، آن راتسخیر نمود. bible_en_fa And on the three and twentieth day of the seventh month he sent the people away into their tents, glad and merry in heart for the goodness that the LORD had shewed unto David, and to Solomon, and to Israel his people. و تدمور را در بیابان و همه شهرهای خزینه را که در حمات بنا کرده بود به اتمام رسانید. bible_en_fa Thus Solomon finished the house of the LORD, and the king's house: and all that came into Solomon's heart to make in the house of the LORD, and in his own house, he prosperously effected. و بیت حورون بالا و بیت حورون پایین را بنا نمود که شهرهای حصاردار با دیوارهاو دروازه‌ها و پشت بندها بود. bible_en_fa And the LORD appeared to Solomon by night, and said unto him, I have heard thy prayer, and have chosen this place to myself for an house of sacrifice. و بعله و همه شهرهای خزانه را که سلیمان داشت، و جمیع شهرهای ارابه‌ها و شهرهای سواران را و هرآنچه را که سلیمان می‌خواست در اورشلیم و لبنان وتمامی زمین مملکت خویش بنا نماید (بنا نمود). bible_en_fa If I shut up heaven that there be no rain, or if I command the locusts to devour the land, or if I send pestilence among my people; و تمامی کسانی که از حتیان و اموریان و فرزیان و حویان و یبوسیان باقی‌مانده، و از بنی‌اسرائیل نبودند، bible_en_fa If my people, which are called by my name, shall humble themselves, and pray, and seek my face, and turn from their wicked ways; then will I hear from heaven, and will forgive their sin, and will heal their land. یعنی از پسران ایشان که در زمین بعد ازایشان باقی‌مانده بودند، و بنی‌اسرائیل ایشان را هلاک نکرده بودند، سلیمان از ایشان تا امروزسخره گرفت. bible_en_fa Now mine eyes shall be open, and mine ears attent unto the prayer that is made in this place. اما از بنی‌اسرائیل سلیمان احدی را برای کار خود به غلامی نگرفت بلکه ایشان مردان جنگی و سرداران ابطال و سرداران ارابه هاو سواران او بودند. bible_en_fa For now have I chosen and sanctified this house, that my name may be there for ever: and mine eyes and mine heart shall be there perpetually. و سروران مقدم سلیمان پادشاه که برقوم حکمرانی می‌کردند دویست وپنجاه نفر بودند. bible_en_fa And as for thee, if thou wilt walk before me, as David thy father walked, and do according to all that I have commanded thee, and shalt observe my statues and my judgments; و سلیمان دختر فرعون را از شهر داود به خانه‌ای که برایش بنا کرده بود آورد، زیرا گفت: «زن من در خانه داود پادشاه اسرائیل ساکن نخواهد شد، چونکه همه جایهایی که تابوت خداوند داخل آنها شده است مقدس می‌باشد.» bible_en_fa Then will I stablish the throne of thy kingdom, according as I have covenanted with David thy father, saying, There shall not fail thee a man to be ruler in Israel. آنگاه سلیمان قربانی های سوختنی برمذبح خداوند که آن را پیش رواق بنا کرده بودبرای خداوند گذرانید. bible_en_fa But if ye turn away, and forsake my statutes and my commandments, which I have set before you, and shall go and serve other gods, and worship them; یعنی قربانی های سوختنی قسمت هر روز در روزش برحسب فرمان موسی در روزهای سبت، و غره‌ها و سه مرتبه در هر سال در مواسم یعنی در عید فطیر وعید هفته‌ها و عید خیمه‌ها. bible_en_fa Then will I pluck them up by the roots out of my land which I have given them; and this house, which I have sanctified for my name, will I cast out of my sight, and will make it to be a proverb and a byword among all nations. و فرقه های کاهنان را برحسب امر پدر خود داود بر سر خدمت ایشان معین کرد و لاویان را بر سر شغلهای ایشان تا تسبیح بخوانند و به حضور کاهنان لوازم خدمت هر روز را در روزش بجا آورند و دربانان را برحسب فرقه های ایشان بر هر دروازه (قرارداد)، زیرا که داود مرد خدا چنین امر فرموده بود. bible_en_fa And this house, which is high, shall be an astonishment to every one that passeth by it; so that he shall say, Why hath the LORD done thus unto this land, and unto this house? و ایشان از حکمی که پادشاه درباره هر امری ودرباره خزانه‌ها به کاهنان و لاویان داده بود تجاوزننمودند. bible_en_fa And it shall be answered, Because they forsook the LORD God of their fathers, which brought them forth out of the land of Egypt, and laid hold on other gods, and worshipped them, and served them: therefore hath he brought all this evil upon them. پس تمامی کار سلیمان از روزی که بنیادخانه خداوند نهاده شد تا روزی که تمام گشت، نیکو آراسته شد، و خانه خداوند به اتمام رسید. bible_en_fa And it came to pass at the end of twenty years, wherein Solomon had built the house of the LORD, and his own house, آنگاه سلیمان به عصیون جابر و به ایلوت که بر کنار دریا در زمین ادوم است، رفت.وحورام کشتیها و نوکرانی را که در دریا مهارت داشتند به‌دست خادمان خود برای وی فرستاد وایشان با بندگان سلیمان به اوفیر رفتند، وچهارصد و پنجاه وزنه طلا از آنجا گرفته، برای سلیمان پادشاه آوردند. bible_en_fa That the cities which Huram had restored to Solomon, Solomon built them, and caused the children of Israel to dwell there. وحورام کشتیها و نوکرانی را که در دریا مهارت داشتند به‌دست خادمان خود برای وی فرستاد وایشان با بندگان سلیمان به اوفیر رفتند، وچهارصد و پنجاه وزنه طلا از آنجا گرفته، برای سلیمان پادشاه آوردند. bible_en_fa And Solomon went to Hamath-zobah, and prevailed against it. و چون ملکه سبا آوازه سلیمان را شنید باموکب بسیار عظیم و شترانی که به عطریات و طلای بسیار و سنگهای گرانبها بارشده بود به اورشلیم آمد، تا سلیمان را به مسائل امتحان کند. و چون نزد سلیمان رسید با وی ازهرچه در دلش بود گفتگو کرد. bible_en_fa And he built Tadmor in the wilderness, and all the store cities, which he built in Hamath. و سلیمان تمامی مسائلش را برای وی بیان نمود و چیزی ازسلیمان مخفی نماند که برایش بیان نکرد. bible_en_fa Also he built Beth-horon the upper, and Beth-horon the nether, fenced cities, with walls, gates, and bars; وچون ملکه سبا حکمت سلیمان و خانه‌ای را که بناکرده بود، bible_en_fa And Baalath, and all the store cities that Solomon had, and all the chariot cities, and the cities of the horsemen, and all that Solomon desired to build in Jerusalem, and in Lebanon, and throughout all the land of his dominion. و طعام سفره او و مجلس بندگانش ونظم و لباس خادمانش را و ساقیانش و لباس ایشان و زینه‌ای را که به آن به خانه خداوندبرمی آمد دید، روح دیگر در او نماند. bible_en_fa As for all the people that were left of the Hittites, and the Amorites, and the Perizzites, and the Hivites, and the Jebusites, which were not of Israel, پس به پادشاه گفت: «آوازه‌ای را که درولایت خود درباره کارها و حکمت تو شنیدم راست بود. bible_en_fa But of their children, who were left after them in the land, whom the children of Israel consumed not, them did Solomon make to pay tribute until this day. اما تا نیامدم و به چشمان خود ندیدم اخبار آنها را باور نکردم، و همانا نصف عظمت حکمت تو به من اعلام نشده بود، و از خبری که شنیده بودم افزوده‌ای. bible_en_fa But of the children of Israel did Solomon make no servants for his work; but they were men of war, and chief of his captains, and captains of his chariots and horsemen. خوشابه‌حال مردان تو وخوشابه‌حال این خادمانت که به حضور تو همیشه می ایستند و حکمت تو را می‌شنوند. bible_en_fa And these were the chief of king Solomon's officers, even two hundred and fifty, that bare rule over the people. متبارک بادیهوه خدای تو که بر تو رغبت داشته، تو را برکرسی خود نشانید تا برای یهوه خدایت پادشاه بشوی. چونکه خدای تو اسرائیل را دوست می‌دارد تا ایشان را تا به ابد استوار نماید، از این جهت تو را بر پادشاهی‌ایشان نصب نموده است تا داوری و عدالت را بجا آوری.» bible_en_fa And Solomon brought up the daughter of Pharaoh out of the city of David unto the house that he had built for her: for he said, My wife shall not dwell in the house of David king of Israel, because the places are holy, whereunto the ark of the LORD hath come. و به پادشاه صد و بیست وزنه طلا و عطریات از حد زیاده، وسنگهای گرانبها داد و مثل این عطریات که ملکه سبا به سلیمان پادشاه داد هرگز دیده نشد. bible_en_fa Then Solomon offered burnt offerings unto the LORD on the altar of the LORD, which he had built before the porch, و نیز بندگان حورام و بندگان سلیمان که طلا از اوفیر می‌آوردند چوب صندل و سنگهای گرانبها آوردند. bible_en_fa Even after a certain rate every day, offering according to the commandment of Moses, on the sabbaths, and on the new moons, and on the solemn feasts, three times in the year, even in the feast of unleavened bread, and in the feast of weeks, and in the feast of tabernacles. و پادشاه از این چوب صندل زینه‌ها به جهت خانه خداوند و خانه پادشاه وعودها و بربطها برای مغنیان ساخت، و مثل آنهاقبل از آن در زمین یهودا دیده نشده بود. bible_en_fa And he appointed, according to the order of David his father, the courses of the priests to their service, and the Levites to their charges, to praise and minister before the priests, as the duty of every day required: the porters also by their courses at every gate: for so had David the man of God commanded. و سلیمان پادشاه به ملکه سبا تمامی آرزوی او را که خواسته بود داد، سوای آنچه که او برای پادشاه آورده بود، پس با بندگانش به ولایت خود توجه نموده، برفت. bible_en_fa And they departed not from the commandment of the king unto the priests and Levites concerning any matter, or concerning the treasures. و وزن طلایی که در یک سال به سلیمان رسید ششصد و شصت و شش وزنه طلا بود. bible_en_fa Now all the work of Solomon was prepared unto the day of the foundation of the house of the LORD, and until it was finished. So the house of the LORD was perfected. سوای آنچه تاجران و بازرگانان آوردند وجمیع پادشاهان عرب و حاکمان کشورها طلا ونقره برای سلیمان می‌آوردند. bible_en_fa Then went Solomon to Ezion-geber, and to Eloth, at the sea side in the land of Edom. و سلیمان پادشاه دویست سپر طلای چکشی ساخت که برای هر سپر ششصد مثقال طلا بکار برده شد. bible_en_fa And Huram sent him by the hands of his servants ships, and servants that had knowledge of the sea; and they went with the servants of Solomon to Ophir, and took thence four hundred and fifty talents of gold, and brought them to king Solomon. و سیصد سپر کوچک طلای چکشی ساخت که برای هر سپر سیصد مثقال طلا بکار برده شد، وپادشاه آنها را در خانه جنگل لبنان گذاشت. bible_en_fa And when the queen of Sheba heard of the fame of Solomon, she came to prove Solomon with hard questions at Jerusalem, with a very great company, and camels that bare spices, and gold in abundance, and precious stones: and when she was come to Solomon, she communed with him of all that was in her heart. وپادشاه تخت بزرگی از عاج ساخت و آن را به زرخالص پوشانید. bible_en_fa And Solomon told her all her questions: and there was nothing hid from Solomon which he told her not. و تخت را شش پله وپایندازی زرین بود که به تخت پیوسته بود و به این طرف و آن طرف نزد جای کرسیش دستها بود، ودو شیر به پهلوی دستها ایستاده بودند. bible_en_fa And when the queen of Sheba had seen the wisdom of Solomon, and the house that he had built, ودوازده شیر از این طرف و آن طرف، بر آن شش پله ایستاده بودند که در هیچ مملکت مثل این ساخته نشده بود. bible_en_fa And the meat of his table, and the sitting of his servants, and the attendance of his ministers, and their apparel; his cupbearers also, and their apparel; and his ascent by which he went up into the house of the LORD; there was no more spirit in her. و تمامی ظروف نوشیدنی سلیمان پادشاه از طلا و تمامی ظروف خانه جنگل لبنان از زر خالص بود، و نقره در ایام سلیمان هیچ به حساب نمی آمد bible_en_fa And she said to the king, It was a true report which I heard in mine own land of thine acts, and of thy wisdom: زیرا که پادشاه را کشتیها بود که با بندگان حورام به ترشیش می‌رفت، و کشتیهای ترشیشی هر سه سال یک مرتبه می‌آمد، و طلا و نقره و عاج و میمونها وطاوسها می‌آورد. bible_en_fa Howbeit I believed not their words, until I came, and mine eyes had seen it: and, behold, the one half of the greatness of thy wisdom was not told me: for thou exceedest the fame that I heard. پس سلیمان پادشاه در دولت و حکمت ازجمیع پادشاهان کشورها بزرگتر شد. bible_en_fa Happy are thy men, and happy are these thy servants, which stand continually before thee, and hear thy wisdom. و تمامی پادشاهان کشورها حضور سلیمان را می‌طلبیدندتا حکمتی را که خدا در دلش نهاده بود بشنوند. bible_en_fa Blessed be the LORD thy God, which delighted in thee to set thee on his throne, to be king for the LORD thy God: because thy God loved Israel, to establish them for ever, therefore made he thee king over them, to do judgment and justice. و هریکی از ایشان هدیه خود را از آلات نقره وآلات طلا و رخوت و اسلحه و عطریات و اسبهاو قاطرها یعنی قسمت هر سال را در سالش می‌آوردند. bible_en_fa And she gave the king an hundred and twenty talents of gold, and of spices great abundance, and precious stones: neither was there any such spice as the queen of Sheba gave king Solomon. و سلیمان چهار هزار آخور به جهت اسبان و ارابه‌ها و دوازده هزار سوار داشت. و آنها را در شهرهای ارابه‌ها و نزد پادشاه دراورشلیم گذاشت. bible_en_fa And the servants also of Huram, and the servants of Solomon, which brought gold from Ophir, brought algum trees and precious stones. و بر جمیع پادشاهان از نهر(فرات ) تا زمین فلسطینیان و سرحد مصرحکمرانی می‌کرد. bible_en_fa And the king made of the algum trees terraces to the house of the LORD, and to the king's palace, and harps and psalteries for singers: and there were none such seen before in the land of Judah. و پادشاه نقره را در اورشلیم مثل سنگها و چوب سرو آزاد را مثل چوب افراغ که در صحراست فراوان ساخت. bible_en_fa And king Solomon gave to the queen of Sheba all her desire, whatsoever she asked, beside that which she had brought unto the king. So she turned, and went away to her own land, she and her servants. و اسبها برای سلیمان از مصر و از جمیع ممالک می‌آوردند. bible_en_fa Now the weight of gold that came to Solomon in one year was six hundred and threescore and six talents of gold; و اما بقیه وقایع سلیمان از اول تا آخر آیاآنها در تواریخ ناتان نبی و در نبوت اخیای شیلونی و در رویای یعدوی رایی درباره یربعام بن نباط مکتوب نیست؟ bible_en_fa Beside that which chapmen and merchants brought. And all the kings of Arabia and governors of the country brought gold and silver to Solomon. پس سلیمان چهل سال در اورشلیم بر تمامی اسرائیل سلطنت کرد.و سلیمان با پدران خود خوابید و او را در شهرپدرش داود دفن کردند و پسرش رحبعام در جای او پادشاه شد. bible_en_fa And king Solomon made two hundred targets of beaten gold: six hundred shekels of beaten gold went to one target. و سلیمان با پدران خود خوابید و او را در شهرپدرش داود دفن کردند و پسرش رحبعام در جای او پادشاه شد. bible_en_fa And three hundred shields made he of beaten gold: three hundred shekels of gold went to one shield. And the king put them in the house of the forest of Lebanon. و رحبعام به شکیم رفت زیرا که تمامی اسرائیل به شکیم آمدند تا او را پادشاه سازند. bible_en_fa Moreover the king made a great throne of ivory, and overlaid it with pure gold. و چون یربعام بن نباط این را شنید، (و اوهنوز در مصر بود که از حضور سلیمان پادشاه به آنجا فرار کرده بود)، یربعام از مصر مراجعت نمود. bible_en_fa And there were six steps to the throne, with a footstool of gold, which were fastened to the throne, and stays on each side of the sitting place, and two lions standing by the stays: و ایشان فرستاده، او را خواندند، آنگاه یربعام و تمامی اسرائیل آمدند و به رحبعام عرض کرده، گفتند: bible_en_fa And twelve lions stood there on the one side and on the other upon the six steps. There was not the like made in any kingdom. «پدر تو یوغ ما را سخت ساخت اما تو الان بندگی سخت پدر خود را ویوغ سنگین او را که بر ما نهاد سبک ساز و تو راخدمت خواهیم نمود.» bible_en_fa And all the drinking vessels of king Solomon were of gold, and all the vessels of the house of the forest of Lebanon were of pure gold: none were of silver; it was not any thing accounted of in the days of Solomon. او به ایشان گفت: «بعداز سه روز باز نزد من بیایید.» و ایشان رفتند. bible_en_fa For the king's ships went to Tarshish with the servants of Huram: every three years once came the ships of Tarshish bringing gold, and silver, ivory, and apes, and peacocks. و رحبعام پادشاه با مشایخی که در حین حیات پدرش سلیمان به حضور وی می‌ایستادندمشورت کرده، گفت: «شما چه صلاح می‌بینید که به این قوم جواب دهم؟» bible_en_fa And king Solomon passed all the kings of the earth in riches and wisdom. ایشان به او عرض کرده، گفتند: «اگر با این قوم مهربانی نمایی وایشان را راضی کنی و با ایشان سخنان دلاویزگویی، همانا همیشه اوقات بنده تو خواهند بود.» bible_en_fa And all the kings of the earth sought the presence of Solomon, to hear his wisdom, that God had put in his heart. اما او مشورت مشایخ را که به وی دادند ترک کرد و با جوانانی که با او تربیت یافته بودند و به حضورش می‌ایستادند مشورت کرد. bible_en_fa And they brought every man his present, vessels of silver, and vessels of gold, and raiment, harness, and spices, horses, and mules, a rate year by year. و به ایشان گفت: «شما چه صلاح می‌بینید که به این قوم جواب دهیم که به من عرض کرده، گفته‌اند: یوغی را که پدرت بر ما نهاده است سبک ساز.» bible_en_fa And Solomon had four thousand stalls for horses and chariots, and twelve thousand horsemen; whom he bestowed in the chariot cities, and with the king at Jerusalem. وجوانانی که با او تربیت یافته بودند او را خطاب کرده، گفتند: «به این قوم که به تو عرض کرده، گفته‌اند پدرت یوغ ما را سنگین ساخته است و توآن را برای ما سبک ساز چنین بگو: انگشت کوچک من از کمر پدرم کلفت تر است. bible_en_fa And he reigned over all the kings from the river even unto the land of the Philistines, and to the border of Egypt. و حال پدرم یوغ سنگینی بر شما نهاده است اما من یوغ شما را زیاده خواهم گردانید، پدرم شما را باتازیانه‌ها تنبیه می‌نمود اما من شما را با عقربها.» bible_en_fa And the king made silver in Jerusalem as stones, and cedar trees made he as the sycomore trees that are in the low plains in abundance. و در روز سوم، یربعام و تمامی قوم به نزدرحبعام بازآمدند، به نحوی که پادشاه گفته وفرموده بود که در روز سوم نزد من بازآیید. bible_en_fa And they brought unto Solomon horses out of Egypt, and out of all lands. وپادشاه قوم را به سختی جواب داد، و رحبعام پادشاه مشورت مشایخ را ترک کرد. bible_en_fa Now the rest of the acts of Solomon, first and last, are they not written in the book of Nathan the prophet, and in the prophecy of Ahijah the Shilonite, and in the visions of Iddo the seer against Jeroboam the son of Nebat? و موافق مشورت جوانان ایشان را خطاب کرده، گفت: «پدرم یوغ شما را سنگین ساخت، اما من آن رازیاده خواهم گردانید، پدرم شما را با تازیانه هاتنبیه می‌نمود اما من با عقربها.» bible_en_fa And Solomon reigned in Jerusalem over all Israel forty years. پس پادشاه قوم را اجابت نکرد زیرا که این امر از جانب خدا شده بود تا خداوند کلامی را که به واسطه اخیای شیلونی به یربعام بن نباط گفته بود ثابت گرداند. bible_en_fa And Solomon slept with his fathers, and he was buried in the city of David his father: and Rehoboam his son reigned in his stead. و چون تمامی اسرائیل دیدند که پادشاه ایشان را اجابت نکرد آنگاه قوم، پادشاه را جواب داده، گفتند: «ما را در داود چه حصه است؟ درپسر یسی نصیبی نداریم. ای اسرائیل! به خیمه های خود بروید. حال‌ای داود به خانه خودمتوجه باش!» پس تمامی اسرائیل به خیمه های خویش رفتند. bible_en_fa And Rehoboam went to Shechem: for to Shechem were all Israel come to make him king. اما بنی‌اسرائیلی که درشهرهای یهودا ساکن بودند رحبعام بر ایشان سلطنت می‌نمود. bible_en_fa And it came to pass, when Jeroboam the son of Nebat, who was in Egypt, whither he had fled from the presence of Solomon the king, heard it, that Jeroboam returned out of Egypt. پس رحبعام پادشاه هدرام راکه رئیس باجگیران بود فرستاد، و بنی‌اسرائیل اورا سنگسار کردند که مرد و رحبعام پادشاه تعجیل نموده، بر ارابه خود سوار شد و به اورشلیم فرارکرد.پس اسرائیل تا به امروز بر خاندان داودعاصی شده‌اند. bible_en_fa And they sent and called him. So Jeroboam and all Israel came and spake to Rehoboam, saying, پس اسرائیل تا به امروز بر خاندان داودعاصی شده‌اند. bible_en_fa Thy father made our yoke grievous: now therefore ease thou somewhat the grievous servitude of thy father, and his heavy yoke that he put upon us, and we will serve thee. و چون رحبعام وارد اورشلیم شد، صدو هشتاد هزار نفر برگزیده جنگ آزموده را از خاندان یهودا و بنیامین جمع کرد تا بااسرائیل مقاتله نموده، سلطنت را به رحبعام برگرداند. bible_en_fa And he said unto them, Come again unto me after three days. And the people departed. اما کلام خداوند بر شمعیا مرد خدانازل شده، گفت: bible_en_fa And king Rehoboam took counsel with the old men that had stood before Solomon his father while he yet lived, saying, What counsel give ye me to return answer to this people? «به رحبعام بن سلیمان پادشاه یهودا و به تمامی اسرائیلیان که در یهودا و بنیامین می‌باشند خطاب کرده، بگو: bible_en_fa And they spake unto him, saying, If thou be kind to this people, and please them, and speak good words to them, they will be thy servants for ever. خداوند چنین می‌گوید: برمیایید و با برادران خود جنگ منمایید. هرکس به خانه خود برگردد زیرا که این امر از جانب من شده است.» و ایشان کلام خداوندرا شنیدند و از رفتن به ضد یربعام برگشتند. bible_en_fa But he forsook the counsel which the old men gave him, and took counsel with the young men that were brought up with him, that stood before him. و رحبعام در اورشلیم ساکن شد و شهرهای حصاردار در یهودا ساخت. bible_en_fa And he said unto them, What advice give ye that we may return answer to this people, which have spoken to me, saying, Ease somewhat the yoke that thy father did put upon us? پس بیت لحم و عیتام و تقوع bible_en_fa And the young men that were brought up with him spake unto him, saying, Thus shalt thou answer the people that spake unto thee, saying, Thy father made our yoke heavy, but make thou it somewhat lighter for us; thus shalt thou say unto them, My little finger shall be thicker than my father's loins. و بیت صور و سوکو و عدلام، bible_en_fa For whereas my father put a heavy yoke upon you, I will put more to your yoke: my father chastised you with whips, but I will chastise you with scorpions. وجت و مریشه و زیف، bible_en_fa So Jeroboam and all the people came to Rehoboam on the third day, as the king bade, saying, Come again to me on the third day. و ادورایم و لاکیش وعزیقه، bible_en_fa And the king answered them roughly; and king Rehoboam forsook the counsel of the old men, و صرعه و ایلون و حبرون را بنا کرد که شهرهای حصاردار در یهودا و بنیامین می‌باشند. bible_en_fa And answered them after the advice of the young men, saying, My father made your yoke heavy, but I will add thereto: my father chastised you with whips, but I will chastise you with scorpions. و حصارها را محکم ساخت و در آنها سرداران و انبارهای ماکولات و روغن و شراب گذاشت. bible_en_fa So the king hearkened not unto the people: for the cause was of God, that the LORD might perform his word, which he spake by the hand of Ahijah the Shilonite to Jeroboam the son of Nebat. و در هر شهری سپرها و نیزه‌ها گذاشته، آنها رابسیار محکم گردانید، پس یهودا و بنیامین با اوماندند. bible_en_fa And when all Israel saw that the king would not hearken unto them, the people answered the king, saying, What portion have we in David? and we have none inheritance in the son of Jesse: every man to your tents, O Israel: and now, David, see to thine own house. So all Israel went to their tents. و کاهنان و لاویانی که در تمامی اسرائیل بودند از همه حدود خود نزد او جمع شدند. bible_en_fa But as for the children of Israel that dwelt in the cities of Judah, Rehoboam reigned over them. زیراکه لاویان اراضی شهرها و املاک خود راترک کرده، به یهودا و اورشلیم آمدند چونکه یربعام و پسرانش ایشان را از کهانت یهوه اخراج کرده بودند. bible_en_fa Then king Rehoboam sent Hadoram that was over the tribute; and the children of Israel stoned him with stones, that he died. But king Rehoboam made speed to get him up to his chariot, to flee to Jerusalem. و او برای خود به جهت مکان های بلند و دیوها و گوساله هایی که ساخته بود کاهنان معین کرد. bible_en_fa And Israel rebelled against the house of David unto this day. و بعد از ایشان آنانی که دلهای خودرا به طلب یهوه خدای اسرائیل مشغول ساخته بودند از تمامی اسباط اسرائیل به اورشلیم آمدندتا برای یهوه خدای پدران خود قربانی بگذرانند. bible_en_fa And when Rehoboam was come to Jerusalem, he gathered of the house of Judah and Benjamin an hundred and fourscore thousand chosen men, which were warriors, to fight against Israel, that he might bring the kingdom again to Rehoboam. پس سلطنت یهودا را مستحکم ساختند ورحبعام بن سلیمان را سه سال تقویت کردند، زیراکه سه سال به طریق داود و سلیمان سلوک نمودند. bible_en_fa But the word of the LORD came to Shemaiah the man of God, saying, و رحبعام محله دختر یریموت بن داود وابیحایل دختر الیاب بن یسی را به زنی گرفت. bible_en_fa Speak unto Rehoboam the son of Solomon, king of Judah, and to all Israel in Judah and Benjamin, saying, واو برای وی پسران یعنی یعوش و شمریا و زهم رازایید. bible_en_fa Thus saith the LORD, Ye shall not go up, nor fight against your brethren: return every man to his house: for this thing is done of me. And they obeyed the words of the LORD, and returned from going against Jeroboam. و بعد از او معکه دختر ابشالوم را گرفت و او برای وی ابیا و عتای و زبزا و شلومیت رازایید. bible_en_fa And Rehoboam dwelt in Jerusalem, and built cities for defence in Judah. و رحبعام، معکه دختر ابشالوم را از جمیع زنان و متعه های خود زیاده دوست می‌داشت، زیرا که هجده زن و شصت متعه گرفته بود و بیست و هشت پسر و شصت دختر تولیدنمود. bible_en_fa He built even Bethlehem, and Etam, and Tekoa, و رحبعام ابیا پسر معکه را در میان برادرانش سرور و رئیس ساخت، زیراکه می‌خواست او را به پادشاهی نصب نماید.وعاقلانه رفتار نموده، همه پسران خود را درتمامی بلاد یهودا و بنیامین در جمیع شهرهای حصاردار متفرق ساخت، و برای ایشان آذوقه بسیار قرار داد و زنان بسیار خواست. bible_en_fa And Beth-zur, and Shoco, and Adullam, وعاقلانه رفتار نموده، همه پسران خود را درتمامی بلاد یهودا و بنیامین در جمیع شهرهای حصاردار متفرق ساخت، و برای ایشان آذوقه بسیار قرار داد و زنان بسیار خواست. bible_en_fa And Gath, and Mareshah, and Ziph, و چون سلطنت رحبعام استوار گردیدو خودش تقویت یافت، او با تمامی اسرائیل شریعت خداوند را ترک نمودند. bible_en_fa And Adoraim, and Lachish, and Azekah, و درسال پنجم سلطنت رحبعام، شیشق پادشاه مصربه اورشلیم برآمد زیراکه ایشان بر خداوند عاصی شده بودند. bible_en_fa And Zorah, and Aijalon, and Hebron, which are in Judah and in Benjamin fenced cities. با هزار و دویست ارابه و شصت هزار سوار و خلقی که از مصریان و لوبیان وسکیان و حبشیان همراهش آمدند بیشمار بودند. bible_en_fa And he fortified the strong holds, and put captains in them, and store of victual, and of oil and wine. پس شهرهای حصاردار یهودا را گرفت و به اورشلیم آمد. bible_en_fa And in every several city he put shields and spears, and made them exceeding strong, having Judah and Benjamin on his side. و شمعیای نبی نزد رحبعام وسروران یهودا که از ترس شیشق در اورشلیم جمع بودند آمده، به ایشان گفت: «خداوند چنین می‌گوید: شما مرا ترک کردید پس من نیز شما رابه‌دست شیشق ترک خواهم نمود.» bible_en_fa And the priests and the Levites that were in all Israel resorted to him out of all their coasts. آنگاه سروران اسرائیل و پادشاه تواضع نموده، گفتند: «خداوند عادل است.» bible_en_fa For the Levites left their suburbs and their possession, and came to Judah and Jerusalem: for Jeroboam and his sons had cast them off from executing the priest's office unto the LORD: و چون خداوند دید که ایشان متواضع شده‌اند کلام خداوند بر شمعیانازل شده، گفت: «چونکه ایشان تواضع نموده اند ایشان را هلاک نخواهم کرد بلکه ایشان را اندک زمانی خلاصی خواهم داد و غضب من به‌دست شیشق بر اورشلیم ریخته نخواهد شد. bible_en_fa And he ordained him priests for the high places, and for the devils, and for the calves which he had made. لیکن ایشان بنده او خواهند شد تا بندگی من و بندگی ممالک جهان را بدانند.» bible_en_fa And after them out of all the tribes of Israel such as set their hearts to seek the LORD God of Israel came to Jerusalem, to sacrifice unto the LORD God of their fathers. پس شیشق پادشاه مصر به اورشلیم برآمده، خزانه های خانه خداوند و خزانه های خانه پادشاه را گرفت و همه‌چیز را برداشت و سپرهای طلا راکه سلیمان ساخته بود برد. bible_en_fa So they strengthened the kingdom of Judah, and made Rehoboam the son of Solomon strong, three years: for three years they walked in the way of David and Solomon. و رحبعام پادشاه به عوض آنها سپرهای برنجین ساخت و آنها را به‌دست سرداران شاطرانی که در خانه پادشاه رانگاهبانی می‌کردند سپرد. bible_en_fa And Rehoboam took him Mahalath the daughter of Jerimoth the son of David to wife, and Abihail the daughter of Eliab the son of Jesse; و هر وقتی که پادشاه به خانه خداوند داخل می‌شد شاطران آمده، آنهارا برمی داشتند و آنها را به حجره شاطران بازمی آوردند. bible_en_fa Which bare him children; Jeush, and Shamariah, and Zaham. و چون او متواضع شد خشم خداوند از او برگشت تا او را بالکل هلاک نسازد، و در یهودا نیز اعمال نیکو پیدا شد. bible_en_fa And after her he took Maachah the daughter of Absalom; which bare him Abijah, and Attai, and Ziza, and Shelomith. و رحبعام پادشاه، خویشتن را در اورشلیم قوی ساخته، سلطنت نمود و رحبعام چون پادشاه شد چهل و یک ساله بود، و در شهراورشلیم که خداوند آن را از تمام اسباط اسرائیل برگزید تا اسم خود را در آن بگذارد، هفده سال پادشاهی کرد و اسم مادرش نعمه عمونیه بود. bible_en_fa And Rehoboam loved Maachah the daughter of Absalom above all his wives and his concubines: (for he took eighteen wives, and threescore concubines; and begat twenty and eight sons, and threescore daughters.) و او شرارت ورزید زیرا که خداوند را به تصمیم قلب طلب ننمود. bible_en_fa And Rehoboam made Abijah the son of Maachah the chief, to be ruler among his brethren: for he thought to make him king. و اما وقایع اول و آخر رحبعام آیا آنها درتواریخ شمعیای نبی و تواریخ انساب عدوی رایی مکتوب نیست؟ و در میان رحبعام و یربعام پیوسته جنگ می‌بود.پس رحبعام با پدران خود خوابید و در شهر داود دفن شد و پسرش ابیا به‌جایش سلطنت کرد. bible_en_fa And he dealt wisely, and dispersed of all his children throughout all the countries of Judah and Benjamin, unto every fenced city: and he gave them victual in abundance. And he desired many wives. پس رحبعام با پدران خود خوابید و در شهر داود دفن شد و پسرش ابیا به‌جایش سلطنت کرد. bible_en_fa And it came to pass, when Rehoboam had established the kingdom, and had strengthened himself, he forsook the law of the LORD, and all Israel with him. در سال هجدهم سلطنت یربعام، ابیا بریهودا پادشاه شد. bible_en_fa And it came to pass, that in the fifth year of king Rehoboam Shishak king of Egypt came up against Jerusalem, because they had transgressed against the LORD, سه سال دراورشلیم پادشاهی کرد و اسم مادرش میکایادختر اوریئیل از جبعه بود. bible_en_fa With twelve hundred chariots, and threescore thousand horsemen: and the people were without number that came with him out of Egypt; the Lubims, the Sukkiims, and the Ethiopians. و ابیا بافوجی از شجاعان جنگ آزموده یعنی چهارصدهزار مرد برگزیده تدارک جنگ دید، و یربعام باهشتصد هزار مرد برگزیده که شجاعان قوی بودند با وی جنگ را صف آرایی نمود. bible_en_fa And he took the fenced cities which pertained to Judah, and came to Jerusalem. و ابیا برکوه صمارایم که در کوهستان افرایم است برپاشده، گفت: «ای یربعام و تمامی اسرائیل مراگوش گیرید! bible_en_fa Then came Shemaiah the prophet to Rehoboam, and to the princes of Judah, that were gathered together to Jerusalem because of Shishak, and said unto them, Thus saith the LORD, Ye have forsaken me, and therefore have I also left you in the hand of Shishak. آیا شما نمی دانید که یهوه خدای اسرائیل سلطنت اسرائیل را به داود و پسرانش باعهد نمکین تا به ابد داده است؟ bible_en_fa Whereupon the princes of Israel and the king humbled themselves; and they said, The LORD is righteous. و یربعام بن نباطبنده سلیمان بن داود برخاست و بر مولای خودعصیان ورزید. bible_en_fa And when the LORD saw that they humbled themselves, the word of the LORD came to Shemaiah, saying, They have humbled themselves; therefore I will not destroy them, but I will grant them some deliverance; and my wrath shall not be poured out upon Jerusalem by the hand of Shishak. و مردان بیهوده که پسران بلیعال بودند نزد وی جمع شده، خویشتن را به ضدرحبعام بن سلیمان تقویت دادند، هنگامی که رحبعام جوان و رقیق القلب بود و با ایشان مقاومت نمی توانست نمود. bible_en_fa Nevertheless they shall be his servants; that they may know my service, and the service of the kingdoms of the countries. و شما الان گمان می‌برید که با سلطنت خداوند که در دست پسران داود است مقابله توانید نمود؟ و شما گروه عظیمی می‌باشید و گوساله های طلا که یربعام برای شما به‌جای خدایان ساخته است با شمامی باشد. bible_en_fa So Shishak king of Egypt came up against Jerusalem, and took away the treasures of the house of the LORD, and the treasures of the king's house; he took all: he carried away also the shields of gold which Solomon had made. آیا شما کهنه خداوند را از بنی هارون و لاویان را نیز اخراج ننمودید و مثل قومهای کشورها برای خود کاهنان نساختید؟ و هرکه بیاید و خویشتن را با گوساله‌ای و هفت قوچ تقدیس نماید، برای آنهایی که خدایان نیستند کاهن می‌شود. bible_en_fa Instead of which king Rehoboam made shields of brass, and committed them to the hands of the chief of the guard, that kept the entrance of the king's house. و اما ما یهوه خدای ماست و اورا ترک نکرده‌ایم و کاهنان از پسران هارون خداوند را خدمت می‌کنند و لاویان در کار خودمشغولند. bible_en_fa And when the king entered into the house of the LORD, the guard came and fetched them, and brought them again into the guard chamber. و هر صبح و هر شام قربانی های سوختنی و بخور معطر برای خداوند می‌سوزانندو نان تقدمه بر میز طاهر می‌نهند و شمعدان طلا وچراغهایش را هر شب روشن می‌کنند زیرا که ماوصایای یهوه خدای خود را نگاه می‌داریم اماشما او را ترک کرده‌اید. bible_en_fa And when he humbled himself, the wrath of the LORD turned from him that he would not destroy him altogether: and also in Judah things went well. و اینک با ما خدارئیس است و کاهنان او با کرناهای بلند آوازهستند تا به ضد شما بنوازند. پس‌ای بنی‌اسرائیل با یهوه خدای پدران خود جنگ مکنید زیراکامیاب نخواهید شد.» bible_en_fa So king Rehoboam strengthened himself in Jerusalem, and reigned: for Rehoboam was one and forty years old when he began to reign, and he reigned seventeen years in Jerusalem, the city which the LORD had chosen out of all the tribes of Israel, to put his name there. And his mother's name was Naamah an Ammonitess. اما یربعام کمین گذاشت که از عقب ایشان بیایند و خود پیش روی یهودا بودند و کمین درعقب ایشان بود. bible_en_fa And he did evil, because he prepared not his heart to seek the LORD. و چون یهودا نگریستند، اینک جنگ هم از پیش و هم از عقب ایشان بود، پس نزد خداوند استغاثه نمودند و کاهنان کرناهارا نواختند. bible_en_fa Now the acts of Rehoboam, first and last, are they not written in the book of Shemaiah the prophet, and of Iddo the seer concerning genealogies? And there were wars between Rehoboam and Jeroboam continually. و مردان یهودا بانگ بلند برآوردند، و واقع شد که چون مردان یهودا بانگ برآوردند، خدا یربعام و تمامی اسرائیل را به حضور ابیا ویهودا شکست داد. bible_en_fa And Rehoboam slept with his fathers, and was buried in the city of David: and Abijah his son reigned in his stead. و بنی‌اسرائیل از حضوریهودا فرار کردند و خدا آنها را به‌دست ایشان تسلیم نمود. bible_en_fa Now in the eighteenth year of king Jeroboam began Abijah to reign over Judah. و ابیا و قوم او آنها را به صدمه عظیمی شکست دادند، چنانکه پانصد هزار مردبرگزیده از اسرائیل مقتول افتادند. bible_en_fa He reigned three years in Jerusalem. His mother's name also was Michaiah the daughter of Uriel of Gibeah. And there was war between Abijah and Jeroboam. پس بنی‌اسرائیل در آن وقت ذلیل شدند و بنی یهوداچونکه بر یهوه خدای پدران خود توکل نمودند، قوی گردیدند. bible_en_fa And Abijah set the battle in array with an army of valiant men of war, even four hundred thousand chosen men: Jeroboam also set the battle in array against him with eight hundred thousand chosen men, being mighty men of valour. و ابیا یربعام را تعاقب نموده، شهرهای بیت ئیل را با دهاتش و یشانه را بادهاتش و افرون را با دهاتش از او گرفت. bible_en_fa And Abijah stood up upon mount Zemaraim, which is in mount Ephraim, and said, Hear me, thou Jeroboam, and all Israel; ویربعام در ایام ابیا دیگر قوت بهم نرسانید و خداوند او را زد که مرد. bible_en_fa Ought ye not to know that the LORD God of Israel gave the kingdom over Israel to David for ever, even to him and to his sons by a covenant of salt? و ابیا قوی می‌شد وچهارده زن برای خود گرفت و بیست و دو پسر وشانزده دختر به وجود آورد.پس بقیه وقایع ابیااز رفتار و اعمال او در مدرس عدوی نبی مکتوب است. bible_en_fa Yet Jeroboam the son of Nebat, the servant of Solomon the son of David, is risen up, and hath rebelled against his lord. پس بقیه وقایع ابیااز رفتار و اعمال او در مدرس عدوی نبی مکتوب است. bible_en_fa And there are gathered unto him vain men, the children of Belial, and have strengthened themselves against Rehoboam the son of Solomon, when Rehoboam was young and tenderhearted, and could not withstand them. و ابیا با پدران خود خوابید و او را درشهر داود دفن کردند و پسرش آسا درجایش پادشاه شد و در ایام او زمین ده سال آرامی یافت. bible_en_fa And now ye think to withstand the kingdom of the LORD in the hand of the sons of David; and ye be a great multitude, and there are with you golden calves, which Jeroboam made you for gods. و آسا آنچه را که در نظر یهوه خدایش نیکو و راست بود به‌جا می‌آورد. bible_en_fa Have ye not cast out the priests of the LORD, the sons of Aaron, and the Levites, and have made you priests after the manner of the nations of other lands? so that whosoever cometh to consecrate himself with a young bullock and seven rams, the same may be a priest of them that are no gods. و مذبح های غریب و مکانهای بلند را برداشت و بتها رابشکست و اشوریم را قطع نمود. bible_en_fa But as for us, the LORD is our God, and we have not forsaken him; and the priests, which minister unto the LORD, are the sons of Aaron, and the Levites wait upon their business: و یهودا را امرفرمود که یهوه خدای پدران خود را بطلبند وشریعت و اوامر او را نگاه دارند. bible_en_fa And they burn unto the LORD every morning and every evening burnt sacrifices and sweet incense: the shewbread also set they in order upon the pure table; and the candlestick of gold with the lamps thereof, to burn every evening: for we keep the charge of the LORD our God; but ye have forsaken him. و مکانهای بلندو تماثیل شمس را از جمیع شهرهای یهودا دورکرد، پس مملکت به‌سبب او آرامی یافت. bible_en_fa And, behold, God himself is with us for our captain, and his priests with sounding trumpets to cry alarm against you. O children of Israel, fight ye not against the LORD God of your fathers; for ye shall not prosper. وشهرهای حصاردار در یهودا بنا نمود زیرا که زمین آرام بود و در آن سالها کسی با او جنگ نکردچونکه خداوند او را راحت بخشید. bible_en_fa But Jeroboam caused an ambushment to come about behind them: so they were before Judah, and the ambushment was behind them. و به یهوداگفت: «این شهرها را بنا نماییم و دیوارها و برجهابا دروازه‌ها و پشت بندها به اطراف آنها بسازیم. bible_en_fa And when Judah looked back, behold, the battle was before and behind: and they cried unto the LORD, and the priests sounded with the trumpets. زیرا چونکه یهوه خدای خود را طلبیده‌ایم زمین پیش روی ما است. او را طلب نمودیم و او ما را ازهر طرف راحت بخشیده است.» پس بنا نمودند وکامیاب شدند. bible_en_fa Then the men of Judah gave a shout: and as the men of Judah shouted, it came to pass, that God smote Jeroboam and all Israel before Abijah and Judah. و آسا لشکری از یهودا یعنی سیصد هزارسپردار و نیزه‌دار داشت و از بنیامین دویست وهشتاد هزار سپردار و تیرانداز که جمیع اینهامردان قوی جنگی بودند. bible_en_fa And the children of Israel fled before Judah: and God delivered them into their hand. پسی زارح حبشی باهزار هزار سپاه و سیصد ارابه به ضد ایشان بیرون آمده، به مریشه رسید. bible_en_fa And Abijah and his people slew them with a great slaughter: so there fell down slain of Israel five hundred thousand chosen men. و آسا به مقابله ایشان بیرون رفت پس ایشان در وادی صفاته نزد مریشه جنگ را صف آرایی نمودنند. bible_en_fa Thus the children of Israel were brought under at that time, and the children of Judah prevailed, because they relied upon the LORD God of their fathers. و آسا یهوه خدای خود را خوانده، گفت: «ای خداوندنصرت دادن به زورآوران یا به بیچارگان نزد تویکسان است، پس‌ای یهوه خدای ما، ما را اعانت فرما زیرا که بر تو توکل می‌داریم و به اسم تو به مقابله این گروه عظیم آمده‌ایم، ای یهوه تو خدای ما هستی پس مگذار که انسان بر تو غالب آید.» bible_en_fa And Abijah pursued after Jeroboam, and took cities from him, Bethel with the towns thereof, and Jeshnah with the towns thereof, and Ephrain with the towns thereof. آنگاه خداوند حبشیان را به حضور آسا ویهودا شکست داد و حبشیان فرار کردند. bible_en_fa Neither did Jeroboam recover strength again in the days of Abijah: and the LORD struck him, and he died. وآسا با خلقی که همراه او بودند آنها را تا جرارتعاقب نمودند و از حبشیان آنقدر‌افتادند که ازایشان کسی زنده نماند، زیرا که به حضور خداوندو به حضور لشکر او شکست یافتند و ایشان غنیمت از حد زیاده بردند.و تمام شهرها را که به اطراف جرار بود تسخیر نمودند زیرا ترس خداوند بر ایشان مستولی شده بود و شهرها راتاراج نمودند، زیرا که غنیمت بسیار در آنها بود. و خیمه های مواشی را نیز زدند و گوسفندان فراوان و شتران را برداشته، به اورشلیم مراجعت کردند. bible_en_fa But Abijah waxed mighty, and married fourteen wives, and begat twenty and two sons, and sixteen daughters. و تمام شهرها را که به اطراف جرار بود تسخیر نمودند زیرا ترس خداوند بر ایشان مستولی شده بود و شهرها راتاراج نمودند، زیرا که غنیمت بسیار در آنها بود. و خیمه های مواشی را نیز زدند و گوسفندان فراوان و شتران را برداشته، به اورشلیم مراجعت کردند. bible_en_fa And the rest of the acts of Abijah, and his ways, and his sayings, are written in the story of the prophet Iddo. و روح خدا به عزریا ابن عودید نازل شد. bible_en_fa So Abijah slept with his fathers, and they buried him in the city of David: and Asa his son reigned in his stead. In his days the land was quiet ten years. و او برای ملاقات آسا بیرون آمده، وی را گفت: «ای آسا و تمامی یهودا وبنیامین از من بشنوید! خداوند با شما خواهد بودهر گاه شما با او باشید و اگر او را بطلبید او راخواهید یافت، اما اگر او را ترک کنید او شما راترک خواهد نمود. bible_en_fa And Asa did that which was good and right in the eyes of the LORD his God: و اسرائیل مدت مدیدی بی‌خدای حق و بی‌کاهن معلم و بی‌شریعت بودند. bible_en_fa For he took away the altars of the strange gods, and the high places, and brake down the images, and cut down the groves: اما چون در تنگیهای خود به سوی یهوه خدای اسرائیل بازگشت نموده، او را طلبیدند او رایافتند. bible_en_fa And commanded Judah to seek the LORD God of their fathers, and to do the law and the commandment. و در آن زمان به جهت هر‌که خروج ودخول می‌کرد هیچ امنیت نبود بلکه اضطراب سخت بر جمیع سکنه کشورها می‌بود. bible_en_fa Also he took away out of all the cities of Judah the high places and the images: and the kingdom was quiet before him. و قومی از قومی و شهری از شهری هلاک می‌شدند، چونکه خدا آنها را به هر قسم بلا مضطرب می‌ساخت. bible_en_fa And he built fenced cities in Judah: for the land had rest, and he had no war in those years; because the LORD had given him rest. اما شما قوی باشید و دستهای شماسست نشود زیرا که اجرت اعمال خود راخواهید یافت.» bible_en_fa Therefore he said unto Judah, Let us build these cities, and make about them walls, and towers, gates, and bars, while the land is yet before us; because we have sought the LORD our God, we have sought him, and he hath given us rest on every side. So they built and prospered. پس چون آسا این سخنان و نبوت (پسر)عودید نبی را شنید، خویشتن را تقویت نموده، رجاسات را از تمامی زمین یهودا و بنیامین و ازشهرهایی که در کوهستان افرایم گرفته بود دورکرد، و مذبح خداوند را که پیش روی رواق خداوند بود تعمیر نمود. bible_en_fa And Asa had an army of men that bare targets and spears, out of Judah three hundred thousand; and out of Benjamin, that bare shields and drew bows, two hundred and fourscore thousand: all these were mighty men of valour. و تمامی یهودا وبنیامین و غریبان را که از افرایم و منسی و شمعون در میان ایشان ساکن بودند جمع کرد زیرا گروه عظیمی از اسرائیل چون دیدند که یهوه خدای ایشان با او می‌بود به او پیوستند. bible_en_fa And there came out against them Zerah the Ethiopian with an host of a thousand thousand, and three hundred chariots; and came unto Mareshah. پس در ماه سوم از سال پانزدهم سلطنت آسا در اورشلیم جمع شدند. bible_en_fa Then Asa went out against him, and they set the battle in array in the valley of Zephathah at Mareshah. و در آن روز هفتصد گاو و هفت هزار گوسفند از غنیمتی که آورده بودند برای خداوند ذبح نمودند. bible_en_fa And Asa cried unto the LORD his God, and said, LORD, it is nothing with thee to help, whether with many, or with them that have no power: help us, O LORD our God; for we rest on thee, and in thy name we go against this multitude. O LORD, thou art our God; let not man prevail against thee. و به تمامی دل و تمامی جان خود عهد بستند که یهوه خدای پدران خودرا طلب نمایند. bible_en_fa So the LORD smote the Ethiopians before Asa and before Judah; and the Ethiopians fled. و هر کسی‌که یهوه خدای اسرائیل را طلب ننماید، خواه کوچک و خواه بزرگ، خواه مرد و خواه زن، کشته شود. bible_en_fa And Asa and the people that were with him pursued them unto Gerar: and the Ethiopians were overthrown, that they could not recover themselves; for they were destroyed before the LORD, and before his host; and they carried away very much spoil. و به صدای بلند و آواز شادمانی و کرناها و بوقها برای خداوند قسم خوردند. bible_en_fa And they smote all the cities round about Gerar; for the fear of the LORD came upon them: and they spoiled all the cities; for there was exceeding much spoil in them. و تمامی یهودا به‌سبب این قسم شادمان شدند زیرا که به تمامی دل خودقسم خورده بودند، و چونکه او را به رضامندی تمام طلبیدند وی را یافتند و خداوند ایشان را ازهر طرف امنیت داد. bible_en_fa They smote also the tents of cattle, and carried away sheep and camels in abundance, and returned to Jerusalem. و نیز آسا پادشاه مادر خود معکه را از ملکه بودن معزول کرد زیرا که او تمثالی به جهت اشیره ساخته بود و آسا تمثال او را قطع نمود و آن راخرد کرده، در وادی قدرون سوزانید. bible_en_fa And the Spirit of God came upon Azariah the son of Oded: امامکانهای بلند از میان اسرائیل برداشته نشد. لیکن دل آسا در تمامی ایامش کامل می‌بود. bible_en_fa And he went out to meet Asa, and said unto him, Hear ye me, Asa, and all Judah and Benjamin; The LORD is with you, while ye be with him; and if ye seek him, he will be found of you; but if ye forsake him, he will forsake you. وچیزهایی را که پدرش وقف کرده، و آنچه را که خودش وقف نموده بود از نقره و طلا و ظروف به خانه خداوند درآوردهو تا سال سی و پنجم سلطنت آسا جنگ نبود. bible_en_fa Now for a long season Israel hath been without the true God, and without a teaching priest, and without law. و تا سال سی و پنجم سلطنت آسا جنگ نبود. bible_en_fa But when they in their trouble did turn unto the LORD God of Israel, and sought him, he was found of them. اما در سال سی و ششم سلطنت آسا، بعشا پادشاه اسرائیل بر یهودا برآمد، ورامه را بنا کرد تا نگذارد که کسی نزد آساپادشاه یهودا رفت و آمد نماید. bible_en_fa And in those times there was no peace to him that went out, nor to him that came in, but great vexations were upon all the inhabitants of the countries. آنگاه آسا نقره وطلا را از خزانه های خداوند و خانه پادشاه گرفته، آن را نزد بنهدد پادشاه ارام که دردمشق ساکن بود فرستاده، گفت: bible_en_fa And nation was destroyed of nation, and city of city: for God did vex them with all adversity. «در میان من وتو و در میان پدر من و پدر تو عهد بوده است. اینک نقره و طلا نزد تو فرستادم پس عهدی را که با بعشا پادشاه اسرائیل داری بشکن تا او از نزد من برود.» bible_en_fa Be ye strong therefore, and let not your hands be weak: for your work shall be rewarded. و بنهدد آسا پادشاه را اجابت نموده، سرداران افواج خود را بر شهرهای اسرائیل فرستاد و ایشان عیون و دان و آبل مایم و جمیع شهرهای خزانه نفتالی را تسخیر نمودند. bible_en_fa And when Asa heard these words, and the prophecy of Oded the prophet, he took courage, and put away the abominable idols out of all the land of Judah and Benjamin, and out of the cities which he had taken from mount Ephraim, and renewed the altar of the LORD, that was before the porch of the LORD. وچون بعشا این را شنید بنا نمودن رامه را ترک کرده، از کاری که می‌کرد باز ایستاد. bible_en_fa And he gathered all Judah and Benjamin, and the strangers with them out of Ephraim and Manasseh, and out of Simeon: for they fell to him out of Israel in abundance, when they saw that the LORD his God was with him. و آساپادشاه، تمامی یهودا را جمع نموده، ایشان سنگهای رامه و چوبهای آن را که بعشا بنا می کرد برداشتند و او جبع و مصفه را با آنها بنانمود. bible_en_fa So they gathered themselves together at Jerusalem in the third month, in the fifteenth year of the reign of Asa. و در آن زمان حنانی رایی نزد آساپادشاه یهودا آمده، وی را گفت: «چونکه تو برپادشاه ارام توکل نمودی و بر یهوه خدای خود توکل ننمودی، از این جهت لشکر پادشاه ارام از دست تو رهایی یافت. bible_en_fa And they offered unto the LORD the same time, of the spoil which they had brought, seven hundred oxen and seven thousand sheep. آیا حبشیان ولوبیان لشکر بسیار بزرگ نبودند؟ و ارابه‌ها وسواران از حد زیاده نداشتند؟ اما چونکه برخداوند توکل نمودی آنها را به‌دست توتسلیم نمود. bible_en_fa And they entered into a covenant to seek the LORD God of their fathers with all their heart and with all their soul; زیرا که چشمان خداوند درتمام جهان تردد می‌کند تا قوت خویش را برآنانی که دل ایشان با او کامل است نمایان سازد. تو در اینکار احمقانه رفتار نمودی، لهذا ازاین ببعد در جنگها گرفتار خواهی شد.» bible_en_fa That whosoever would not seek the LORD God of Israel should be put to death, whether small or great, whether man or woman. اماآسا بر آن رایی غضب نموده، او را در زندان انداخت زیرا که از این امر خشم او بر وی افروخته شد و در همان وقت آسا بر بعضی از قوم ظلم نمود. bible_en_fa And they sware unto the LORD with a loud voice, and with shouting, and with trumpets, and with cornets. و اینک وقایع اول و آخر آسا در تورایخ پادشاهان یهودا و اسرائیل مکتوب است. bible_en_fa And all Judah rejoiced at the oath: for they had sworn with all their heart, and sought him with their whole desire; and he was found of them: and the LORD gave them rest round about. ودر سال سی و نهم سلطنت آسا مرضی درپایهای او عارض شد و مرض او بسیار سخت گردید و نیز در بیماری خود از خداوند مددنخواست بلکه از طبیبان. bible_en_fa And also concerning Maachah the mother of Asa the king, he removed her from being queen, because she had made an idol in a grove: and Asa cut down her idol, and stamped it, and burnt it at the brook Kidron. پس آسا با پدران خود خوابید و در سال چهل و یکم از سلطنت خود وفات یافت.و او را در مقبره‌ای که برای خود در شهر داود کنده بود دفن کردندو او را در دخمه‌ای که از عطریات و انواع حنوطکه به صنعت عطاران ساخته شده بودگذاشتند و برای وی آتشی بی‌نهایت عظیم برافروختند. bible_en_fa But the high places were not taken away out of Israel: nevertheless the heart of Asa was perfect all his days. و او را در مقبره‌ای که برای خود در شهر داود کنده بود دفن کردندو او را در دخمه‌ای که از عطریات و انواع حنوطکه به صنعت عطاران ساخته شده بودگذاشتند و برای وی آتشی بی‌نهایت عظیم برافروختند. bible_en_fa And he brought into the house of God the things that his father had dedicated, and that he himself had dedicated, silver, and gold, and vessels. و پسرش یهوشافاط در جای او پادشاه شد و خود را به ضد اسرائیل تقویت داد. bible_en_fa And there was no more war unto the five and thirtieth year of the reign of Asa. و سپاهیان در تمامی شهرهای حصارداریهودا گذاشت و قراولان در زمین یهودا و درشهرهای افرایم که پدرش آسا گرفته بود قرار داد. bible_en_fa In the six and thirtieth year of the reign of Asa Baasha king of Israel came up against Judah, and built Ramah, to the intent that he might let none go out or come in to Asa king of Judah. و خداوند با یهوشافاط می‌بود زیرا که درطریقهای اول پدر خود داود سلوک می‌کرد و ازبعلیم طلب نمی نمود. bible_en_fa Then Asa brought out silver and gold out of the treasures of the house of the LORD and of the king's house, and sent to Ben-hadad king of Syria, that dwelt at Damascus, saying, بلکه خدای پدر خویش را طلبیده، در اوامر وی سلوک می‌نمود و نه موافق اعمال اسرائیل. bible_en_fa There is a league between me and thee, as there was between my father and thy father: behold, I have sent thee silver and gold; go, break thy league with Baasha king of Israel, that he may depart from me. پس خداوند سلطنت را دردستش استوار ساخت و تمامی یهودا هدایا برای یهوشافاط آوردند و دولت و حشمت عظیمی پیدا کرد. bible_en_fa And Ben-hadad hearkened unto king Asa, and sent the captains of his armies against the cities of Israel; and they smote Ijon, and Dan, and Abel-maim, and all the store cities of Naphtali. و دلش به طریقهای خداوند رفیع شد، و نیز مکانهای بلند و اشیره‌ها را از یهودا دور کرد. bible_en_fa And it came to pass, when Baasha heard it, that he left off building of Ramah, and let his work cease. و در سال سوم از سلطنت خود، سروران خویش را یعنی بنحایل و عوبدیا و زکریا و نتنئیل و میکایا را فرستاد تا در شهرهای یهودا تعلیم دهند. bible_en_fa Then Asa the king took all Judah; and they carried away the stones of Ramah, and the timber thereof, wherewith Baasha was building; and he built therewith Geba and Mizpah. و با ایشان بعضی از لاویان یعنی شمعیا ونتنیا و زبدیا و عسائیل و شمیراموت و یهوناتان وادنیا و طوبیا و توب ادنیا را که لاویان بودند، فرستاد و با ایشان الیشمع و یهورام کهنه را. bible_en_fa And at that time Hanani the seer came to Asa king of Judah, and said unto him, Because thou hast relied on the king of Syria, and not relied on the LORD thy God, therefore is the host of the king of Syria escaped out of thine hand. پس ایشان در یهودا تعلیم دادند و سفر تورات خداوند را با خود داشتند، و در همه شهرهای یهودا گردش کرده، قوم را تعلیم می‌دادند. bible_en_fa Were not the Ethiopians and the Lubims a huge host, with very many chariots and horsemen? yet, because thou didst rely on the LORD, he delivered them into thine hand. و ترس خداوند بر همه ممالک کشورها که در اطراف یهودا بودند مستولی گردید تا بایهوشافاط جنگ نکردند. bible_en_fa For the eyes of the LORD run to and fro throughout the whole earth, to shew himself strong in the behalf of them whose heart is perfect toward him. Herein thou hast done foolishly: therefore from henceforth thou shalt have wars. و بعضی ازفلسطینیان، هدایا و نقره جزیه را برای یهوشافاطآوردند و عربها نیز از مواشی هفت هزار و هفتصدقوچ و هفت هزار و هفتصد بز نر برای او آوردند. bible_en_fa Then Asa was wroth with the seer, and put him in a prison house; for he was in a rage with him because of this thing. And Asa oppressed some of the people the same time. پس یهوشافاط ترقی نموده، بسیار بزرگ شد و قلعه‌ها و شهرهای خزانه در یهودا بنا نمود. bible_en_fa And, behold, the acts of Asa, first and last, lo, they are written in the book of the kings of Judah and Israel. ودر شهرهای یهودا کارهای بسیار کرد و مردان جنگ آزموده و شجاعان قوی در اورشلیم داشت. bible_en_fa And Asa in the thirty and ninth year of his reign was diseased in his feet, until his disease was exceeding great: yet in his disease he sought not to the LORD, but to the physicians. و شماره ایشان برحسب خاندان آبای ایشان این است: یعنی از یهودا سرداران هزاره که رئیس ایشان ادنه بود و با او سیصد هزار شجاع قوی بودند. bible_en_fa And Asa slept with his fathers, and died in the one and fortieth year of his reign. و بعد از، او یهوحانان رئیس بود وبا او دویست و هشتاد هزار نفر بودند. bible_en_fa And they buried him in his own sepulchres, which he had made for himself in the city of David, and laid him in the bed which was filled with sweet odours and divers kinds of spices prepared by the apothecaries' art: and they made a very great burning for him. و بعد ازاو، عمسیا ابن زکری بود که خویشن را برای خداوند نذر کرده بود و با او دویست هزار شجاع قوی بودند. bible_en_fa And Jehoshaphat his son reigned in his stead, and strengthened himself against Israel. و از بنیامین، الیاداع که شجاع قوی بود و با او دویست هزار نفر مسلح به کمان و سپربودند. bible_en_fa And he placed forces in all the fenced cities of Judah, and set garrisons in the land of Judah, and in the cities of Ephraim, which Asa his father had taken. و بعد از او یهوزاباد بود و با او صد وهشتاد هزار مرد مهیای جنگ بودند.اینان خدام پادشاه بودند، سوای آنانی که پادشاه درتمامی یهودا در شهرهای حصاردار قرار داده بود. bible_en_fa And the LORD was with Jehoshaphat, because he walked in the first ways of his father David, and sought not unto Baalim; اینان خدام پادشاه بودند، سوای آنانی که پادشاه درتمامی یهودا در شهرهای حصاردار قرار داده بود. bible_en_fa But sought to the LORD God of his father, and walked in his commandments, and not after the doings of Israel. و یهوشافاط دولت و حشمت عظیمی داشت، و با اخاب مصاهرت نمود. bible_en_fa Therefore the LORD stablished the kingdom in his hand; and all Judah brought to Jehoshaphat presents; and he had riches and honour in abundance. وبعد از چند سال نزد اخاب به سامره رفت و اخاب برای او و قومی که همراهش بودند گوسفندان وگاوان بسیار ذبح نمود و او را تحریض نمود که همراه خودش به راموت جلعاد برآید. bible_en_fa And his heart was lifted up in the ways of the LORD: moreover he took away the high places and groves out of Judah. پس اخاب پادشاه اسرائیل به یهوشافاط پادشاه یهوداگفت: «آیا همراه من به راموت جلعاد خواهی آمد؟» او جواب داد که «من چون تو و قوم من چون قوم تو هستیم و همراه تو به جنگ خواهیم رفت.» bible_en_fa Also in the third year of his reign he sent to his princes, even to Ben-hail, and to Obadiah, and to Zechariah, and to Nethaneel, and to Michaiah, to teach in the cities of Judah. و یهوشافاط به پادشاه اسرائیل گفت: «تمناآنکه امروز از کلام خداوند مسالت نمایی.» bible_en_fa And with them he sent Levites, even Shemaiah, and Nethaniah, and Zebadiah, and Asahel, and Shemiramoth, and Jehonathan, and Adonijah, and Tobijah, and Tob-adonijah, Levites; and with them Elishama and Jehoram, priests. وپادشاه اسرائیل چهارصد نفر از انبیا جمع کرده، به ایشان گفت: «آیا به راموت جلعاد برای جنگ برویم یا من از آن باز ایستم؟» ایشان جواب دادند: «برآی و خدا آن را به‌دست پادشاه تسلیم خواهدنمود.» bible_en_fa And they taught in Judah, and had the book of the law of the LORD with them, and went about throughout all the cities of Judah, and taught the people. اما یهوشافاط گفت: «آیا در اینجا غیر ازاینها نبی‌ای از جانب یهوه نیست تا از او سوال نماییم؟» bible_en_fa And the fear of the LORD fell upon all the kingdoms of the lands that were round about Judah, so that they made no war against Jehoshaphat. و پادشاه اسرائیل به یهوشافاط گفت: «یک مرد دیگر هست که به واسطه او از خداوندمسالت توان کرد لیکن من از او نفرت دارم زیرا که درباره من به نیکویی هرگز نبوت نمی کند بلکه همیشه اوقات به بدی، و او میکایا ابن یملامی باشد.» و یهوشافاط گفت: «پادشاه چنین نگوید.» bible_en_fa Also some of the Philistines brought Jehoshaphat presents, and tribute silver; and the Arabians brought him flocks, seven thousand and seven hundred rams, and seven thousand and seven hundred he goats. پس پادشاه اسرائیل یکی از خواجه‌سرایان خود را خوانده، گفت: «میکایا ابن یملا را به زودی حاضر کن.» bible_en_fa And Jehoshaphat waxed great exceedingly; and he built in Judah castles, and cities of store. و پادشاه اسرائیل ویهوشافاط پادشاه یهودا هر یکی لباس خود راپوشیده، بر کرسی خویش در جای وسیع نزددهنه دروازه سامره شسته بودند و جمیع انبیا به حضور ایشان نبوت می‌کردند. bible_en_fa And he had much business in the cities of Judah: and the men of war, mighty men of valour, were in Jerusalem. و صدقیا ابن کنعنه شاخهای آهنین برای خود ساخته، گفت: «یهوه چنین می‌گوید: ارامیان را با اینها خواهی زدتا تلف شوند.» bible_en_fa And these are the numbers of them according to the house of their fathers: Of Judah, the captains of thousands; Adnah the chief, and with him mighty men of valour three hundred thousand. و جمیع انبیا نبوت کرده، می‌گفتند: «به راموت جلعاد برآی و فیروز شوزیرا که خداوند آن را به‌دست پادشاه تسلیم خواهد نمود.» bible_en_fa And next to him was Jehohanan the captain, and with him two hundred and fourscore thousand. و قاصدی که برای طلبیدن میکایا رفته بوداو را خطاب کرده، گفت: «اینک انبیا به یک زبان درباره پادشاه نیکو می‌گویند پس کلام تو مثل کلام یکی از ایشان باشد و سخن نیکو بگو.» bible_en_fa And next him was Amasiah the son of Zichri, who willingly offered himself unto the LORD; and with him two hundred thousand mighty men of valour. میکایا جواب داد: «به حیات یهوه قسم که هر‌آنچه خدای من مرا گوید همان را خواهم گفت.» bible_en_fa And of Benjamin; Eliada a mighty man of valour, and with him armed men with bow and shield two hundred thousand. پس چون نزد پادشاه رسید، پادشاه وی راگفت: «ای میکایا، آیا به راموت جلعاد برای جنگ برویم یا من از آن بازایستم.» او گفت: «برآیید و فیروز شوید، و به‌دست شما تسلیم خواهند شد.» bible_en_fa And next him was Jehozabad, and with him an hundred and fourscore thousand ready prepared for the war. پادشاه وی را گفت: «من چندمرتبه تو را قسم بدهم که به اسم یهوه غیر از آنچه راست است به من نگویی.» bible_en_fa These waited on the king, beside those whom the king put in the fenced cities throughout all Judah. او گفت: «تمامی اسرائیل را مثل گوسفندانی که شبان ندارند برکوهها پراکنده دیدم و خداوند گفت اینها صاحب ندارند پس هر کس به سلامتی به خانه خودبرگردد.» bible_en_fa Now Jehoshaphat had riches and honour in abundance, and joined affinity with Ahab. و پادشاه اسرائیل به یهوشافاط گفت: «آیا تو را نگفتم که درباره من به نیکویی نبوت نمی کند بلکه به بدی.» bible_en_fa And after certain years he went down to Ahab to Samaria. And Ahab killed sheep and oxen for him in abundance, and for the people that he had with him, and persuaded him to go up with him to Ramoth-gilead. او گفت: «پس کلام یهوه را بشنوید: من یهوه را بر کرسی خود نشسته دیدم، و تمامی لشکر آسمان را که به طرف راست و چپ وی ایستاده بودند. bible_en_fa And Ahab king of Israel said unto Jehoshaphat king of Judah, Wilt thou go with me to Ramoth-gilead? And he answered him, I am as thou art, and my people as thy people; and we will be with thee in the war. و خداوند گفت: "کیست که اخاب پادشاه اسرائیل را اغوا نماید تا برود و درراموت جلعاد بیفتد؟ یکی جواب داده به اینطورسخن راند و دیگری به آنطور تکلم نمود. bible_en_fa And Jehoshaphat said unto the king of Israel, Inquire, I pray thee, at the word of the LORD to day. و آن روح (پلید) بیرون آمده، به حضور خداوندبایستاد و گفت: من او را اغوا می‌کنم و خداوندوی را گفت: به چه چیز؟ bible_en_fa Therefore the king of Israel gathered together of prophets four hundred men, and said unto them, Shall we go to Ramoth-gilead to battle, or shall I forbear? And they said, Go up; for God will deliver it into the king's hand. او جواب داد که من بیرون می‌روم و در دهان جمیع انبیایش روح کاذب خواهم بود. او فرمود: وی را اغوا خواهی کرد و خواهی توانست، پس برو و چنین بکن. bible_en_fa But Jehoshaphat said, Is there not here a prophet of the LORD besides, that we might inquire of him? پس الان هان، یهوه روحی کاذب در دهان این انبیای تو گذاشته است و خداوند درباره تو سخن بد گفته است.» bible_en_fa And the king of Israel said unto Jehoshaphat, There is yet one man, by whom we may inquire of the LORD: but I hate him; for he never prophesied good unto me, but always evil: the same is Micaiah the son of Imla. And Jehoshaphat said, Let not the king say so. آنگاه صدقیا ابن کنعنه نزدیک آمده، به رخسار میکایا زد و گفت: «به کدام راه روح خداوند از نزد من به سوی تو رفت تا با تو سخن گوید؟» bible_en_fa And the king of Israel called for one of his officers, and said, Fetch quickly Micaiah the son of Imla. میکایا جواب داد: «اینک در روزی که به حجره اندرونی داخل شده، خود را پنهان کنی آن را خواهی دید.» bible_en_fa And the king of Israel and Jehoshaphat king of Judah sat either of them on his throne, clothed in their robes, and they sat in a void place at the entering in of the gate of Samaria; and all the prophets prophesied before them. و پادشاه اسرائیل گفت: «میکایا را بگیرید و او را نزد آمون، حاکم شهر ویوآش، پسر پادشاه ببرید. bible_en_fa And Zedekiah the son of Chenaanah had made him horns of iron, and said, Thus saith the LORD, With these thou shalt push Syria until they be consumed. و بگویید پادشاه چنین می‌فرماید: این شخص را در زندان بیندازیدو او را به نان تنگی و آب تنگی بپرورانید تا من به سلامتی برگردم.» bible_en_fa And all the prophets prophesied so, saying, Go up to Ramoth-gilead, and prosper: for the LORD shall deliver it into the hand of the king. میکایا گفت: «اگر فی الواقع به سلامتی مراجعت کنی، یهوه با من تکلم ننموده است؛ و گفت‌ای قوم همگی شما بشنوید.» bible_en_fa And the messenger that went to call Micaiah spake to him, saying, Behold, the words of the prophets declare good to the king with one assent; let thy word therefore, I pray thee, be like one of theirs, and speak thou good. پس پادشاه اسرائیل و یهوشافاط پادشاه یهودا به راموت جلعاد برآمدند. bible_en_fa And Micaiah said, As the LORD liveth, even what my God saith, that will I speak. و پادشاه اسرائیل به یهوشافاط گفت: من خود را متنکرساخته، به جنگ می‌روم اما تو لباس خود رابپوش.» پس پادشاه اسرائیل خویشتن را متنکرساخت و ایشان به جنگ رفتند. bible_en_fa And when he was come to the king, the king said unto him, Micaiah, shall we go to Ramoth-gilead to battle, or shall I forbear? And he said, Go ye up, and prosper, and they shall be delivered into your hand. و پادشاه ارام سرداران ارابه های خویش را امر فرموده، گفت: «نه با کوچک و نه با بزرگ بلکه با پادشاه اسرائیل فقط جنگ نمایید.» bible_en_fa And the king said to him, How many times shall I adjure thee that thou say nothing but the truth to me in the name of the LORD? و چون سرداران ارابه هایهوشافاط را دیدند گمان بردند که این پادشاه اسرائیل است، پس مایل شدند تا با او جنگ نمایند و یهوشافاط فریاد برآورد و خداوند او رااعانت نمود و خدا ایشان را از او برگردانید. bible_en_fa Then he said, I did see all Israel scattered upon the mountains, as sheep that have no shepherd: and the LORD said, These have no master; let them return therefore every man to his house in peace. وچون سرداران ارابه‌ها را دیدند که پادشاه اسرائیل نیست، از تعاقب او برگشتند. bible_en_fa And the king of Israel said to Jehoshaphat, Did I not tell thee that he would not prophesy good unto me, but evil? اما کسی کمان خود را بدون غرض کشیده، پادشاه اسرائیل را میان وصله های زره زد، و او به ارابه ران خود گفت: «دست خود را بگردان و مرا از لشکر بیرون ببرزیرا که مجروح شدم.»و در آن روز جنگ سخت شد و پادشاه اسرائیل را در ارابه‌اش به مقابل ارامیان تا وقت عصر برپا داشتند و در وقت غروب آفتاب مرد. bible_en_fa Again he said, Therefore hear the word of the LORD; I saw the LORD sitting upon his throne, and all the host of heaven standing on his right hand and on his left. و در آن روز جنگ سخت شد و پادشاه اسرائیل را در ارابه‌اش به مقابل ارامیان تا وقت عصر برپا داشتند و در وقت غروب آفتاب مرد. bible_en_fa And the LORD said, Who shall entice Ahab king of Israel, that he may go up and fall at Ramoth-gilead? And one spake saying after this manner, and another saying after that manner. و یهوشافاط پادشاه یهودا به خانه خودبه اورشلیم به سلامتی برگشت. bible_en_fa Then there came out a spirit, and stood before the LORD, and said, I will entice him. And the LORD said unto him, Wherewith? و ییهوابن حنانی رایی برای ملاقات وی بیرون آمده، به یهوشافاط پادشاه گفت: «آیا شریران را می‌بایست اعانت نمایی و دشمنان خداوند را دوست داری؟ پس از این جهت غضب از جانب خداوند بر توآمده است. bible_en_fa And he said, I will go out, and be a lying spirit in the mouth of all his prophets. And the LORD said, Thou shalt entice him, and thou shalt also prevail: go out, and do even so. لیکن در تو اعمال نیکو یافت شده است چونکه اشیره‌ها را از زمین دور کرده، و دل خود را به طلب خدا تصمیم نموده‌ای.» bible_en_fa Now therefore, behold, the LORD hath put a lying spirit in the mouth of these thy prophets, and the LORD hath spoken evil against thee. و چون یهوشافاط در اورشلیم ساکن شد، باردیگر به میان قوم از بئرشبع تا کوهستان افرایم بیرون رفته، ایشان را به سوی یهوه خدای پدران ایشان برگردانید. bible_en_fa Then Zedekiah the son of Chenaanah came near, and smote Micaiah upon the cheek, and said, Which way went the Spirit of the LORD from me to speak unto thee? و داوران در ولایت یعنی درتمام شهرهای حصاردار یهودا شهر به شهر قرارداد. bible_en_fa And Micaiah said, Behold, thou shalt see on that day when thou shalt go into an inner chamber to hide thyself. و به داوران گفت: «باحذر باشید که به چه طور رفتار می‌نمایید زیرا که برای انسان داوری نمی نمایید بلکه برای خداوند، و او در حکم نمودن با شما خواهد بود. bible_en_fa Then the king of Israel said, Take ye Micaiah, and carry him back to Amon the governor of the city, and to Joash the king's son; و حال خوف خداوندبر شما باشد و این را با احتیاط به عمل آورید زیراکه با یهوه خدای ما بی‌انصافی و طرفداری ورشوه خواری نیست.» bible_en_fa And say, Thus saith the king, Put this fellow in the prison, and feed him with bread of affliction and with water of affliction, until I return in peace. و در اورشلیم نیز یهوشافاط بعضی از لاویان و کاهنان را و بعضی از روسای آبای اسرائیل را به جهت داوری خداوند و مرافعه‌ها قرار داد پس به اورشلیم برگشتند. bible_en_fa And Micaiah said, If thou certainly return in peace, then hath not the LORD spoken by me. And he said, Hearken, all ye people. و ایشان را امر فرموده، گفت: «شما بدینطور با امانت و دل کامل در ترس خداوند رفتار نمایید. bible_en_fa So the king of Israel and Jehoshaphat the king of Judah went up to Ramoth-gilead. و در هر دعوی‌ای که ازبرادران شما که ساکن شهرهای خود می‌باشند، میان خون و خون و میان شرایع و اوامر و فرایض و احکام پیش شما آید، ایشان را انذار نمایید تانزد خداوند مجرم نشوند، مبادا غضب بر شما و بربرادران شما بیاید. اگر به این طور رفتار نمایید، مجرم نخواهید شد.و اینک امریا، رئیس کهنه، برای همه امور خداوند و زبدیا ابن اسمعئیل که رئیس خاندان یهودا می‌باشد، برای همه امور پادشاه بر سر شما هستند و لاویان همراه شما در خدمت مشغولند. پس به دلیری عمل نمایید و خداوند با نیکان باشد.» bible_en_fa And the king of Israel said unto Jehoshaphat, I will disguise myself, and will go to the battle; but put thou on thy robes. So the king of Israel disguised himself; and they went to the battle. و اینک امریا، رئیس کهنه، برای همه امور خداوند و زبدیا ابن اسمعئیل که رئیس خاندان یهودا می‌باشد، برای همه امور پادشاه بر سر شما هستند و لاویان همراه شما در خدمت مشغولند. پس به دلیری عمل نمایید و خداوند با نیکان باشد.» bible_en_fa Now the king of Syria had commanded the captains of the chariots that were with him, saying, Fight ye not with small or great, save only with the king of Israel. و بعد از این، بنی موآب و بنی عمون و باایشان بعضی از عمونیان، برای مقاتله بایهوشافاط آمدند. bible_en_fa And it came to pass, when the captains of the chariots saw Jehoshaphat, that they said, It is the king of Israel. Therefore they compassed about him to fight: but Jehoshaphat cried out, and the LORD helped him; and God moved them to depart from him. و بعضی آمده، یهوشافاط راخبر دادند و گفتند: «گروه عظیمی از آن طرف دریا از ارام به ضد تو می‌آیند و اینک ایشان درحصون تامار که همان عین جدی باشد، هستند.» bible_en_fa For it came to pass, that, when the captains of the chariots perceived that it was not the king of Israel, they turned back again from pursuing him. پس یهوشافاط بترسید و در طلب خداوند جزم نمود و در تمامی یهودا به روزه اعلان کرد. bible_en_fa And a certain man drew a bow at a venture, and smote the king of Israel between the joints of the harness: therefore he said to his chariot man, Turn thine hand, that thou mayest carry me out of the host; for I am wounded. ویهودا جمع شدند تا از خداوند مسالت نمایند واز تمامی شهرهای یهودا آمدند تا خداوند راطلب نمایند. bible_en_fa And the battle increased that day: howbeit the king of Israel stayed himself up in his chariot against the Syrians until the even: and about the time of the sun going down he died. و یهوشافاط در میان جماعت یهودا واورشلیم، در خانه خداوند، پیش روی صحن جدید بایستاد، bible_en_fa And Jehoshaphat the king of Judah returned to his house in peace to Jerusalem. و گفت: «ای یهوه، خدای پدران، ما آیا تو در آسمان خدا نیستی و آیا تو بر جمیع ممالک امت‌ها سلطنت نمی نمایی؟ و در دست تو قوت و جبروت است و کسی نیست که با تومقاومت تواند نمود. bible_en_fa And Jehu the son of Hanani the seer went out to meet him, and said to king Jehoshaphat, Shouldest thou help the ungodly, and love them that hate the LORD? therefore is wrath upon thee from before the LORD. آیا تو خدای ما نیستی که سکنه این زمین را از حضور قوم خود اسرائیل اخراج نموده، آن را به ذریت دوست خویش ابراهیم تا ابدالاباد داده‌ای؟ bible_en_fa Nevertheless there are good things found in thee, in that thou hast taken away the groves out of the land, and hast prepared thine heart to seek God. و ایشان در آن ساکن شده، مقدسی برای اسم تو در آن بنا نموده، گفتند: bible_en_fa And Jehoshaphat dwelt at Jerusalem: and he went out again through the people from Beer-sheba to mount Ephraim, and brought them back unto the LORD God of their fathers. حینی که بلا یا شمشیر یا قصاص یا وبا یاقحطی بر ما عارض شود و ما پیش روی این خانه و پیش روی تو (زیرا که اسم تو در این خانه مقیم است ) بایستیم، و در وقت تنگی خود نزد تواستغاثه نماییم، آنگاه اجابت فرموده، نجات بده. bible_en_fa And he set judges in the land throughout all the fenced cities of Judah, city by city, و الان اینک بنی عمون و موآب و اهل کوه سعیر، که اسرائیل را وقتی که از مصر بیرون آمدنداجازت ندادی که به آنها داخل شوند، بلکه ازایشان اجتناب نمودند و ایشان را هلاک نساختند. bible_en_fa And said to the judges, Take heed what ye do: for ye judge not for man, but for the LORD, who is with you in the judgment. اینک ایشان مکافات آن را به ما می‌رسانند، به اینکه می‌آیند تا ما را از ملک تو که آن را به تصرف ما داده‌ای، اخراج نمایند. bible_en_fa Wherefore now let the fear of the LORD be upon you; take heed and do it: for there is no iniquity with the LORD our God, nor respect of persons, nor taking of gifts. ‌ای خدای ما آیا توبر ایشان حکم نخواهی کرد؟ زیرا که ما را به مقابل این گروه عظیمی که بر ما می‌آیند، هیچ قوتی نیست و ما نمی دانیم چه بکنیم اما چشمان ما به سوی تو است.» bible_en_fa Moreover in Jerusalem did Jehoshaphat set of the Levites, and of the priests, and of the chief of the fathers of Israel, for the judgment of the LORD, and for controversies, when they returned to Jerusalem. و تمامی یهودا با اطفال و زنان و پسران خود به حضور خداوند ایستاده بودند. bible_en_fa And he charged them, saying, Thus shall ye do in the fear of the LORD, faithfully, and with a perfect heart. آنگاه روح خداوند بر یحزئیل بن زکریا ابن بنایا ابن یعیئیل بن متنیای لاوی که از بنی آساف بود، درمیان جماعت نازل شد. bible_en_fa And what cause soever shall come to you of your brethren that dwell in their cities, between blood and blood, between law and commandment, statutes and judgments, ye shall even warn them that they trespass not against the LORD, and so wrath come upon you, and upon your brethren: this do, and ye shall not trespass. و او گفت: «ای تمامی یهودا و ساکنان اورشلیم! و‌ای یهوشافاط پادشاه گوش گیرید! خداوند به شما چنین می‌گوید: ازاین گروه عظیم ترسان و هراسان مباشید زیرا که جنگ از آن شما نیست بلکه از آن خداست. bible_en_fa And, behold, Amariah the chief priest is over you in all matters of the LORD; and Zebadiah the son of Ishmael, the ruler of the house of Judah, for all the king's matters: also the Levites shall be officers before you. Deal courageously, and the LORD shall be with the good. فردا به نزد ایشان فرود آیید. اینک ایشان به فراز صیص برخواهند آمد و ایشان را در انتهای وادی در برابر بیابان یروئیل خواهید یافت. bible_en_fa It came to pass after this also, that the children of Moab, and the children of Ammon, and with them other beside the Ammonites, came against Jehoshaphat to battle. دراین وقت بر شما نخواهد بود که جنگ نمایید. بایستید و نجات خداوند را که با شما خواهد بودمشاهده نمایید. ای یهودا و اورشلیم ترسان وهراسان مباشید و فردا به مقابل ایشان بیرون رویدو خداوند همراه شما خواهد بود.» bible_en_fa Then there came some that told Jehoshaphat, saying, There cometh a great multitude against thee from beyond the sea on this side Syria; and, behold, they be Hazazon-tamar, which is En-gedi. پس یهوشافاط رو به زمین افتاد و تمامی یهودا و ساکنان اورشلیم به حضور خداوندافتادند و خداوند را سجده نمودند. bible_en_fa And Jehoshaphat feared, and set himself to seek the LORD, and proclaimed a fast throughout all Judah. و لاویان ازبنی قهاتیان و از بنی قورحیان برخاسته، یهوه خدای اسرائیل را به آواز بسیار بلند تسبیح خواندند. bible_en_fa And Judah gathered themselves together, to ask help of the LORD: even out of all the cities of Judah they came to seek the LORD. و بامدادان برخاسته، به بیابان تقوع بیرون رفتند و چون بیرون می‌رفتند، یهوشافاط بایستادو گفت: «مرا بشنوید‌ای یهودا و سکنه اورشلیم! بر یهوه خدای خود ایمان آورید و استوارخواهید شد و به انبیای او ایمان آورید که کامیاب خواهید شد.» bible_en_fa And Jehoshaphat stood in the congregation of Judah and Jerusalem, in the house of the LORD, before the new court, و بعد از مشورت کردن با قوم بعضی را معین کرد تا پیش روی مسلحان رفته، برای خداوند بسرایند و زینت قدوسیت راتسبیح خوانند و گویند خداوند را حمد گوییدزیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa And said, O LORD God of our fathers, art not thou God in heaven? and rulest not thou over all the kingdoms of the heathen? and in thine hand is there not power and might, so that none is able to withstand thee? و چون ایشان به‌سراییدن و حمد گفتن شروع نمودند، خداوند به ضد بنی عمون و موآب و سکنه جبل سعیر که بر یهودا هجوم آوده بودند، کمین گذاشت و ایشان منکسر شدند. bible_en_fa Art not thou our God, who didst drive out the inhabitants of this land before thy people Israel, and gavest it to the seed of Abraham thy friend for ever? زیرا که بنی عمون و موآب بر سکنه جبل سعیر برخاسته، ایشان را نابود و هلاک ساختند، و چون از ساکنان سعیر فارغ شدند، یکدیگر را به‌کار هلاکت امدادکردند. bible_en_fa And they dwelt therein, and have built thee a sanctuary therein for thy name, saying, و چون یهودا به دیده بانگاه بیابان رسیدند وبه سوی آن گروه نظر انداختند، اینک لاشه‌ها برزمین افتاده، و احدی رهایی نیافته بود. bible_en_fa If, when evil cometh upon us, as the sword, judgment, or pestilence, or famine, we stand before this house, and in thy presence, (for thy name is in this house,) and cry unto thee in our affliction, then thou wilt hear and help. ویهوشافاط با قوم خود به جهت گرفتن غنیمت ایشان آمدند و در میان آنها اموال و رخوت وچیزهای گرانبها بسیار یافتند و برای خود آنقدرگرفتند که نتوانستند ببرند و غنیمت اینقدر زیادبود که سه روز مشغول غارت می‌بودند. bible_en_fa And now, behold, the children of Ammon and Moab and mount Seir, whom thou wouldest not let Israel invade, when they came out of the land of Egypt, but they turned from them, and destroyed them not; و درروز چهارم در وادی برکه جمع شدند زیرا که درآنجا خداوند را متبارک خواندند، و از این جهت آن مکان را تا امروز وادی برکه می‌نامند. bible_en_fa Behold, I say, how they reward us, to come to cast us out of thy possession, which thou hast given us to inherit. پس جمیع مردان یهودا و اورشلیم و یهوشافاط مقدم ایشان با شادمانی برگشته، به اورشلیم مراجعت کردند زیرا خداوند ایشان را بر دشمنانشان شادمان ساخته بود. bible_en_fa O our God, wilt thou not judge them? for we have no might against this great company that cometh against us; neither know we what to do: but our eyes are upon thee. و با بربطها و عودها وکرناها به اورشلیم به خانه خداوند آمدند. bible_en_fa And all Judah stood before the LORD, with their little ones, their wives, and their children. وترس خدا بر جمیع ممالک کشورها مستولی شدچونکه شنیدند که خداوند با دشمنان اسرائیل جنگ کرده است. bible_en_fa Then upon Jahaziel the son of Zechariah, the son of Benaiah, the son of Jeiel, the son of Mattaniah, a Levite of the sons of Asaph, came the Spirit of the LORD in the midst of the congregation; و مملکت یهوشافاط آرام شد، زیرا خدایش او را از هر طرف رفاهیت بخشید. bible_en_fa And he said, Hearken ye, all Judah, and ye inhabitants of Jerusalem, and thou king Jehoshaphat, Thus saith the LORD unto you, Be not afraid nor dismayed by reason of this great multitude; for the battle is not yours, but God's. پس یهوشافاط بر یهودا سلطنت نمود وسی و پنج ساله بود که پادشاه شد و بیست و پنج سال در اورشلیم سلطنت کرد و اسم مادرش عزوبه دختر شلحی بود. bible_en_fa To morrow go ye down against them: behold, they come up by the cliff of Ziz; and ye shall find them at the end of the brook, before the wilderness of Jeruel. و موافق رفتار پدرش آسا سلوک نموده، از آن انحراف نورزید و آنچه در نظر خداوند راست بود بجا می‌آورد. bible_en_fa Ye shall not need to fight in this battle: set yourselves, stand ye still, and see the salvation of the LORD with you, O Judah and Jerusalem: fear not, nor be dismayed; to morrow go out against them: for the LORD will be with you. لیکن مکان های بلند برداشته نشد و قوم هنوز دلهای خود را به سوی خدای پدران خویش مصمم نساخته بودند. bible_en_fa And Jehoshaphat bowed his head with his face to the ground: and all Judah and the inhabitants of Jerusalem fell before the LORD, worshipping the LORD. و بقیه وقایع یهوشافاط از اول تا آخر دراخبار ییهو ابن حنانی که در تواریخ پادشاهان اسرائیل مندرج می‌باشد، مکتوب است. bible_en_fa And the Levites, of the children of the Kohathites, and of the children of the Korhites, stood up to praise the LORD God of Israel with a loud voice on high. و بعد از این، یهوشافاط پادشاه یهودا بااخزیا پادشاه اسرائیل که شریرانه رفتار می‌نمود، طرح آمیزش انداخت. bible_en_fa And they rose early in the morning, and went forth into the wilderness of Tekoa: and as they went forth, Jehoshaphat stood and said, Hear me, O Judah, and ye inhabitants of Jerusalem; Believe in the LORD your God, so shall ye be established; believe his prophets, so shall ye prosper. و در ساختن کشتیهابرای رفتن به ترشیش با وی مشارکت نمود وکشتیها را در عصیون جابر ساختند.آنگاه العازر بن دوداواهوی مریشاتی به ضد یهوشافاطنبوت کرده، گفت: «چونکه تو با اخزیا متحدشدی، خداوند کارهای تو را تباه ساخته است.» پس آن کشتیها شکسته شدند و نتوانستند به ترشیش بروند. bible_en_fa And when he had consulted with the people, he appointed singers unto the LORD, and that should praise the beauty of holiness, as they went out before the army, and to say, Praise the LORD; for his mercy endureth for ever. آنگاه العازر بن دوداواهوی مریشاتی به ضد یهوشافاطنبوت کرده، گفت: «چونکه تو با اخزیا متحدشدی، خداوند کارهای تو را تباه ساخته است.» پس آن کشتیها شکسته شدند و نتوانستند به ترشیش بروند. bible_en_fa And when they began to sing and to praise, the LORD set ambushments against the children of Ammon, Moab, and mount Seir, which were come against Judah; and they were smitten. و یهوشافاط با پدران خود خوابید و درشهر داود با پدرانش دفن شد، و پسرش یهورام به‌جایش پادشاه شد. bible_en_fa For the children of Ammon and Moab stood up against the inhabitants of mount Seir, utterly to slay and destroy them: and when they had made an end of the inhabitants of Seir, every one helped to destroy another. و پسران یهوشافاط عزریا و یحیئیل و زکریا و عزریاهو ومیکائیل و شفطیا برادران او بودند. این همه پسران یهوشافاط پادشاه اسرائیل بودند. bible_en_fa And when Judah came toward the watch tower in the wilderness, they looked unto the multitude, and, behold, they were dead bodies fallen to the earth, and none escaped. و پدر ایشان عطایای بسیار از نقره و طلا و نفایس با شهرهای حصاردار در یهودا به ایشان داد و اما سلطنت را به یهورام عطا فرمود زیرا که نخست زاده بود. bible_en_fa And when Jehoshaphat and his people came to take away the spoil of them, they found among them in abundance both riches with the dead bodies, and precious jewels, which they stripped off for themselves, more than they could carry away: and they were three days in gathering of the spoil, it was so much. و چون یهورام بر سلطنت پدرش مستقر شدخویشتن را تقویت نموده، همه برادران خود وبعضی از سروران اسرائیل را نیز به شمشیر کشت. bible_en_fa And on the fourth day they assembled themselves in the valley of Berachah; for there they blessed the LORD: therefore the name of the same place was called, The valley of Berachah, unto this day. یهورام سی و دو ساله بود که پادشاه شد و هشت سال در اورشلیم سلطنت کرد. bible_en_fa Then they returned, every man of Judah and Jerusalem, and Jehoshaphat in the forefront of them, to go again to Jerusalem with joy; for the LORD had made them to rejoice over their enemies. و موافق رفتار پادشاهان اسرائیل به طوری که خاندان اخاب رفتار می‌کردند، سلوک نمود زیرا که دختر اخاب زن او بود و آنچه در نظر خداوند ناپسند بود، به عمل آورد. bible_en_fa And they came to Jerusalem with psalteries and harps and trumpets unto the house of the LORD. لیکن خداوند به‌سبب آن عهدی که با داود بسته بود و چونکه وعده داده بود که چراغی به وی و به پسرانش همیشه اوقات ببخشد، نخواست که خاندان داود را هلاک سازد. bible_en_fa And the fear of God was on all the kingdoms of those countries, when they had heard that the LORD fought against the enemies of Israel. و در ایام او ادوم از زیردست یهودا عاصی شده، پادشاهی برای خود نصب نمودند. bible_en_fa So the realm of Jehoshaphat was quiet: for his God gave him rest round about. ویهورام با سرداران خود و تمامی ارابه هایش رفت، و شبانگاه برخاسته، ادومیان را که او را احاطه کرده بودند با سرداران ارابه های ایشان شکست داد. bible_en_fa And Jehoshaphat reigned over Judah: he was thirty and five years old when he began to reign, and he reigned twenty and five years in Jerusalem. And his mother's name was Azubah the daughter of Shilhi. اما ادوم تا امروز از زیر دست یهودا عاصی شده‌اند، و در همان وقت لبنه نیز از زیر دست اوعاصی شد، زیرا که او یهوه خدای پدران خود راترک کرد. bible_en_fa And he walked in the way of Asa his father, and departed not from it, doing that which was right in the sight of the LORD. و او نیز مکان های بلند در کوههای یهوداساخت و ساکنان اورشلیم را به زنا کردن تحریض نموده، یهودا را گمراه ساخت. bible_en_fa Howbeit the high places were not taken away: for as yet the people had not prepared their hearts unto the God of their fathers. و مکتوبی ازایلیای نبی بدو رسیده، گفت که «یهوه، خدای پدرت داود، چنین می‌فرماید: چونکه به راههای پدرت یهوشافاط و به طریقهای آسا پادشاه یهوداسلوک ننمودی، bible_en_fa Now the rest of the acts of Jehoshaphat, first and last, behold, they are written in the book of Jehu the son of Hanani, who is mentioned in the book of the kings of Israel. بلکه به طریق پادشاهان اسرائیل رفتار نموده، یهودا و ساکنان اورشلیم رااغوا نمودی که موافق زناکاری خاندان اخاب مرتکب زنا بشوند و برادران خویش را نیز ازخاندان پدرت که از تو نیکوتر بودند به قتل رسانیدی، bible_en_fa And after this did Jehoshaphat king of Judah join himself with Ahaziah king of Israel, who did very wickedly: همانا خداوند قومت و پسرانت وزنانت و تمامی اموالت را به بلای عظیم مبتلاخواهد ساخت. bible_en_fa And he joined himself with him to make ships to go to Tarshish: and they made the ships in Ezion-geber. و تو به مرض سخت گرفتار شده، در احشایت چنان بیماری‌ای عارض خواهد شد که احشایت از آن مرض روزبه روزبیرون خواهد آمد.» bible_en_fa Then Eliezer the son of Dodavah of Mareshah prophesied against Jehoshaphat, saying, Because thou hast joined thyself with Ahaziah, the LORD hath broken thy works. And the ships were broken, that they were not able to go to Tarshish. پس خداوند دل فلسطینیان و عربانی را که مجاور حبشیان بودند، به ضد یهورام برانگیزانید. bible_en_fa Now Jehoshaphat slept with his fathers, and was buried with his fathers in the city of David. And Jehoram his son reigned in his stead. و بر یهودا هجوم آورده، در آن ثلمه انداختند و تمامی اموالی که در خانه پادشاه یافت شد و پسران و زنان او را نیزبه اسیری بردند. و برای او پسری سوای پسرکهترش یهواخاز باقی نماند. bible_en_fa And he had brethren the sons of Jehoshaphat, Azariah, and Jehiel, and Zechariah, and Azariah, and Michael, and Shephatiah: all these were the sons of Jehoshaphat king of Israel. و بعد از اینهمه خداوند احشایش را به مرض علاج ناپذیر مبتلا ساخت. bible_en_fa And their father gave them great gifts of silver, and of gold, and of precious things, with fenced cities in Judah: but the kingdom gave he to Jehoram; because he was the firstborn. و به مرور ایام بعد از انقضای مدت دو سال، احشایش از شدت مرض بیرون آمد و با دردهای سخت مرد، وقومش برای وی (عطریات ) نسوزانیدند، چنانکه برای پدرش می‌سوزانیدند.و او سی و دو ساله بود که پادشاه شد و هشت سال در اورشلیم سلطنت نمود، و بدون آنکه بر او رقتی شود، رحلت کرد و او را در شهر داود، اما نه در مقبره پادشاهان دفن کردند. bible_en_fa Now when Jehoram was risen up to the kingdom of his father, he strengthened himself, and slew all his brethren with the sword, and divers also of the princes of Israel. و او سی و دو ساله بود که پادشاه شد و هشت سال در اورشلیم سلطنت نمود، و بدون آنکه بر او رقتی شود، رحلت کرد و او را در شهر داود، اما نه در مقبره پادشاهان دفن کردند. bible_en_fa Jehoram was thirty and two years old when he began to reign, and he reigned eight years in Jerusalem. و ساکنان اورشلیم پسر کهترش اخزیارا در جایش به پادشاهی نصب کردند، زیرا گروهی که با عربان بر اردو هجوم آورده بودند، همه پسران بزرگش را کشته بودند. پس اخزیا ابن یهورام پادشاه یهودا سلطنت کرد. bible_en_fa And he walked in the way of the kings of Israel, like as did the house of Ahab: for he had the daughter of Ahab to wife: and he wrought that which was evil in the eyes of the LORD. واخزیا چهل و دو ساله بود که پادشاه شد و یک سال در اورشلیم سلطنت کرد و اسم مادرش عتلیادختر عمری بود. bible_en_fa Howbeit the LORD would not destroy the house of David, because of the covenant that he had made with David, and as he promised to give a light to him and to his sons for ever. و او نیز به طریق های خاندان اخاب سلوک نمود زیرا که مادرش ناصح او بود تا اعمال زشت بکند. bible_en_fa In his days the Edomites revolted from under the dominion of Judah, and made themselves a king. و مثل خاندان اخاب آنچه در نظر خداوند ناپسند بود، بجا آورد زیرا که ایشان بعد از وفات پدرش، برای هلاکتش ناصح او بودند. bible_en_fa Then Jehoram went forth with his princes, and all his chariots with him: and he rose up by night, and smote the Edomites which compassed him in, and the captains of the chariots. پس برحسب مشورت ایشان رفتارنموده، با یهورام بن اخاب پادشاه اسرائیل نیزبرای جنگ با حزائیل پادشاه ارام به راموت جلعاد رفت و ارامیان یورام را مجروح نمودند. bible_en_fa So the Edomites revolted from under the hand of Judah unto this day. The same time also did Libnah revolt from under his hand; because he had forsaken the LORD God of his fathers. پس به یزرعیل مراجعت کرد تا از جراحاتی که در محاربه با حزائیل پادشاه ارام در رامه یافته بود، شفا یابد. و عزریا ابن یهورام پادشاه یهودا برای عیادت یهورام بن اخاب به یزرعیل فرود آمد زیراکه بیمار بود. bible_en_fa Moreover he made high places in the mountains of Judah, and caused the inhabitants of Jerusalem to commit fornication, and compelled Judah thereto. و هلاکت اخزیا در اینکه نزد یورام رفت، ازجانب خدا بود زیرا چون به آنجا رسید، با یهورام به مقابله ییهو ابن نمشی که خداوند او را برای هلاک ساختن خاندان اخاب مسح کرده بود، بیرون رفت. bible_en_fa And there came a writing to him from Elijah the prophet, saying, Thus saith the LORD God of David thy father, Because thou hast not walked in the ways of Jehoshaphat thy father, nor in the ways of Asa king of Judah, و چون ییهو قصاص بر خاندان اخاب می‌رسانید، بعضی از سروران یهودا وپسران برادران اخزیا را که ملازمان اخزیا بودندیافته، ایشان را کشت. bible_en_fa But hast walked in the way of the kings of Israel, and hast made Judah and the inhabitants of Jerusalem to go a whoring, like to the whoredoms of the house of Ahab, and also hast slain thy brethren of thy father's house, which were better than thyself: و اخزیا را طلبید و او رادر حالتی که در سامره پنهان شده بود، دستگیرنموده، نزد ییهو آوردند و او را به قتل رسانیده، دفن کردند زیرا گفتند: «پسر یهوشافاط است که خداوند را به تمامی دل خود طلبید.» پس، ازخاندان اخزیا، کسی‌که قادر بر سلطنت باشد، نماند. bible_en_fa Behold, with a great plague will the LORD smite thy people, and thy children, and thy wives, and all thy goods: پس چون عتلیا مادر اخزیا دید که پسرش کشته شده است، برخاست و تمامی اولادپادشاهان از خاندان یهودا را هلاک کرد. bible_en_fa And thou shalt have great sickness by disease of thy bowels, until thy bowels fall out by reason of the sickness day by day. لیکن یهوشبعه، دختر پادشاه، یوآش پسر اخزیا را گرفت و او را از میان پسران پادشاه که مقتول شدند دزدیده، او را با دایه‌اش در اطاق خوابگاه گذاشت و یهوشبعه، دختر یهورام پادشاه، زن یهویاداع کاهن که خواهر اخزیا بود، او را از عتلیاپنهان کرد که او را نکشت.و او نزد ایشان درخانه خدا مدت شش سال پنهان ماند. و عتلیا برزمین سلطنت می‌کرد. bible_en_fa Moreover the LORD stirred up against Jehoram the spirit of the Philistines, and of the Arabians, that were near the Ethiopians: و او نزد ایشان درخانه خدا مدت شش سال پنهان ماند. و عتلیا برزمین سلطنت می‌کرد. bible_en_fa And they came up into Judah, and brake into it, and carried away all the substance that was found in the king's house, and his sons also, and his wives; so that there was never a son left him, save Jehoahaz, the youngest of his sons. و در سال هفتم، یهویاداع خویشتن راتقویت داده، بعضی از سرداران صده یعنی عزریا ابن یهورام و اسماعیل بن یهوحانان وعزریا ابن عوبید و معسیا ابن عدایا و الیشافاط بن زکری را با خود همداستان ساخت. bible_en_fa And after all this the LORD smote him in his bowels with an incurable disease. و ایشان دریهودا گردش کردند و لاویان را از جمیع شهرهای یهودا و روسای آبای اسرائیل را جمع کرده، به اورشلیم آمدند. bible_en_fa And it came to pass, that in process of time, after the end of two years, his bowels fell out by reason of his sickness: so he died of sore diseases. And his people made no burning for him, like the burning of his fathers. و تمامی جماعت با پادشاه درخانه خدا عهد بستند. و او به ایشان گفت: «هماناپسر پادشاه سلطنت خواهد کرد، چنانکه خداونددرباره پسران داود گفته است. bible_en_fa Thirty and two years old was he when he began to reign, and he reigned in Jerusalem eight years, and departed without being desired. Howbeit they buried him in the city of David, but not in the sepulchres of the kings. و کاری که بایدبکنید این است: یک ثلث از شما که از کاهنان ولاویان در سبت داخل می‌شوید دربانهای آستانه‌ها باشید. bible_en_fa And the inhabitants of Jerusalem made Ahaziah his youngest son king in his stead: for the band of men that came with the Arabians to the camp had slain all the eldest. So Ahaziah the son of Jehoram king of Judah reigned. و ثلث دیگر به خانه پادشاه وثلثی به دروازه اساس و تمامی قوم در صحنهای خانه خداوند حاضر باشند. bible_en_fa Forty and two years old was Ahaziah when he began to reign, and he reigned one year in Jerusalem. His mother's name also was Athaliah the daughter of Omri. و کسی غیر ازکاهنان و لاویانی که به خدمت مشغول می‌باشند، داخل خانه خداوند نشود، اما ایشان داخل بشوند زیرا که مقدسند و تمامی قوم (خانه ) خداوند را حراست نمایند. bible_en_fa He also walked in the ways of the house of Ahab: for his mother was his counseller to do wickedly. و لاویان هرکس سلاح خود را به‌دست گرفته، پادشاه را از هرطرف احاطه نمایند و هر‌که به خانه درآید، کشته شود و چون پادشاه داخل شود یا بیرون رود، شما نزد او بمانید.» bible_en_fa Wherefore he did evil in the sight of the LORD like the house of Ahab: for they were his counsellers after the death of his father to his destruction. پس لاویان و تمامی یهودا موافق هر‌چه یهویاداع کاهن امر فرمود عمل نمودند، و هر کدام کسان خود را خواه از آنانی که در روز سبت داخل می‌شدند و خواه از آنانی که در روز سبت بیرون می‌رفتند، برداشتند زیرا که یهویاداع کاهن فرقه هارا مرخص نفرمود. bible_en_fa He walked also after their counsel, and went with Jehoram the son of Ahab king of Israel to war against Hazael king of Syria at Ramoth-gilead: and the Syrians smote Joram. و یهویاداع کاهن نیزه‌ها ومجنها و سپرها را که از آن داود پادشاه و در خانه خدا بود، به یوزباشیها داد. bible_en_fa And he returned to be healed in Jezreel because of the wounds which were given him at Ramah, when he fought with Hazael king of Syria. And Azariah the son of Jehoram king of Judah went down to see Jehoram the son of Ahab at Jezreel, because he was sick. و تمامی قوم را که هر یک از ایشان سلاح خود را به‌دست گرفته بودند، از طرف راست خانه تا طرف چپ خانه به پهلوی مذبح و خانه، به اطراف پادشاه قرار داد. bible_en_fa And the destruction of Ahaziah was of God by coming to Joram: for when he was come, he went out with Jehoram against Jehu the son of Nimshi, whom the LORD had anointed to cut off the house of Ahab. و پسر پادشاه را بیرون آورده، تاج را بر سرش گذاشتند و شهادت نامه را به او داده، او را به پادشاهی نصب کردند، و یهویاداع و پسرانش، اورا مسح نموده، گفتند: «پادشاه زنده بماند.» bible_en_fa And it came to pass, that, when Jehu was executing judgment upon the house of Ahab, and found the princes of Judah, and the sons of the brethren of Ahaziah, that ministered to Ahaziah, he slew them. اما چون عتلیا آواز قوم را که می‌دویدند وپادشاه را مدح می‌کردند شنید، نزد قوم به خانه خداوند داخل شد. bible_en_fa And he sought Ahaziah: and they caught him, (for he was hid in Samaria,) and brought him to Jehu: and when they had slain him, they buried him: Because, said they, he is the son of Jehoshaphat, who sought the LORD with all his heart. So the house of Ahaziah had no power to keep still the kingdom. و دید که اینک پادشاه به پهلوی ستون خود نزد مدخل ایستاده است، وسروران و کرنانوازان نزد پادشاه می‌باشند وتمامی قوم زمین شادی می‌کنند و کرناها رامی نوازند و مغنیان با آلات موسیقی و پیشوایان تسبیح. آنگاه عتلیا لباس خود را دریده، صدا زدکه «خیانت، خیانت!» bible_en_fa But when Athaliah the mother of Ahaziah saw that her son was dead, she arose and destroyed all the seed royal of the house of Judah. و یهویاداع کاهن، یوزباشیها را که سرداران فوج بودند امر فرموده، به ایشان گفت: «او را از میان صفها بیرون کنید، وهر‌که از عقب او برود، به شمشیر کشته شود.» زیرا کاهن فرموده بود که او را در خانه خداوندمکشید. bible_en_fa But Jehoshabeath, the daughter of the king, took Joash the son of Ahaziah, and stole him from among the king's sons that were slain, and put him and his nurse in a bedchamber. So Jehoshabeath, the daughter of king Jehoram, the wife of Jehoiada the priest, (for she was the sister of Ahaziah,) hid him from Athaliah, so that she slew him not. پس او را راه دادند و چون به دهنه دروازه اسبان، نزد خانه پادشاه رسید، او را درآنجا کشتند. bible_en_fa And he was with them hid in the house of God six years: and Athaliah reigned over the land. و یهویاداع در میان خود و تمامی قوم وپادشاه، عهد بست تا قوم خداوند باشند. bible_en_fa And in the seventh year Jehoiada strengthened himself, and took the captains of hundreds, Azariah the son of Jeroham, and Ishmael the son of Jehohanan, and Azariah the son of Obed, and Maaseiah the son of Adaiah, and Elishaphat the son of Zichri, into covenant with him. وتمامی قوم به خانه بعل رفته، آن را منهدم ساختندو مذبح هایش و تماثیلش را شکستند و کاهن بعل متان را روبه‌روی مذبحها کشتند. bible_en_fa And they went about in Judah, and gathered the Levites out of all the cities of Judah, and the chief of the fathers of Israel, and they came to Jerusalem. و یهویاداع باشادمانی و نغمه سرایی برحسب امر داود، وظیفه های خانه خداوند را به‌دست کاهنان ولاویان سپرد، چنانکه داود ایشان را بر خانه خداوند تقسیم کرده بود تا موافق آنچه در تواره موسی مکتوب است، قربانی های سوختنی خداوند را بگذرانند. bible_en_fa And all the congregation made a covenant with the king in the house of God. And he said unto them, Behold, the king's son shall reign, as the LORD hath said of the sons of David. و دربانان را به دروازه های خانه خداوند قرار داد تا کسی‌که به هر جهتی نجس باشد، داخل نشود. bible_en_fa This is the thing that ye shall do; A third part of you entering on the sabbath, of the priests and of the Levites, shall be porters of the doors; ویوزباشیها و نجبا و حاکمان قوم و تمامی قوم زمین را برداشت و پادشاه را از خانه خداوند به زیر آورد و او را از دروازه اعلی به خانه پادشاه درآورده، او را بر کرسی سلطنت نشانید.وتمامی قوم زمین شادی کردند و شهر آرامی یافت و عتلیا را به شمشیر کشتند. bible_en_fa And a third part shall be at the king's house; and a third part at the gate of the foundation: and all the people shall be in the courts of the house of the LORD. وتمامی قوم زمین شادی کردند و شهر آرامی یافت و عتلیا را به شمشیر کشتند. bible_en_fa But let none come into the house of the LORD, save the priests, and they that minister of the Levites; they shall go in, for they are holy: but all the people shall keep the watch of the LORD. و یوآش هفت ساله بود که پادشاه شد وچهل سال در اورشلیم سلطنت نمود واسم مادرش ظبیه بئرشبعی بود. bible_en_fa And the Levites shall compass the king round about, every man with his weapons in his hand; and whosoever else cometh into the house, he shall be put to death: but be ye with the king when he cometh in, and when he goeth out. و یوآش درتمامی روزهای یهویاداع کاهن، آنچه را که در نظرخداوند راست بود، به عمل می‌آورد. bible_en_fa So the Levites and all Judah did according to all things that Jehoiada the priest had commanded, and took every man his men that were to come in on the sabbath, with them that were to go out on the sabbath: for Jehoiada the priest dismissed not the courses. ویهویاداع دو زن برایش گرفت و او پسران ودختران تولید نمود. bible_en_fa Moreover Jehoiada the priest delivered to the captains of hundreds spears, and bucklers, and shields, that had been king David's, which were in the house of God. و بعد از آن، یوآش اراده کرد که خانه خداوند را تعمیر نماید. bible_en_fa And he set all the people, every man having his weapon in his hand, from the right side of the temple to the left side of the temple, along by the altar and the temple, by the king round about. و کاهنان و لاویان راجمع کرده، به ایشان گفت: «به شهرهای یهودابیرون روید و از تمامی اسرائیل نقره برای تعمیر خانه خدای خود، سال به سال جمع کنید، و دراین کار تعجیل نمایید.» اما لاویان تعجیل ننمودند. bible_en_fa Then they brought out the king's son, and put upon him the crown, and gave him the testimony, and made him king. And Jehoiada and his sons anointed him, and said, God save the king. پس پادشاه، یهویاداع رئیس (کهنه ) راخوانده، وی را گفت: «چرا از لاویان بازخواست نکردی که جزیه‌ای را که موسی بنده خداوند وجماعت اسرائیل به جهت خیمه شهادت قرارداده‌اند، از یهودا و اورشلیم بیاورند؟» bible_en_fa Now when Athaliah heard the noise of the people running and praising the king, she came to the people into the house of the LORD: زیرا که پسران عتلیای خبیثه، خانه خدا را خراب کرده، وتمامی موقوفات خانه خداوند را صرف بعلیم کرده بودند. bible_en_fa And she looked, and, behold, the king stood at his pillar at the entering in, and the princes and the trumpets by the king: and all the people of the land rejoiced, and sounded with trumpets, also the singers with instruments of musick, and such as taught to sing praise. Then Athaliah rent her clothes, and said, Treason, Treason. و پادشاه امر فرمود که صندوقی بسازند و آن را بیرون دروازه خانه خداوند بگذارند. bible_en_fa Then Jehoiada the priest brought out the captains of hundreds that were set over the host, and said unto them, Have her forth of the ranges: and whoso followeth her, let him be slain with the sword. For the priest said, Slay her not in the house of the LORD. و دریهودا و اورشلیم ندا دردادند که جزیه‌ای را که موسی بنده خدا در بیابان بر اسرائیل قرار داده بودبرای خداوند بیاورند. bible_en_fa So they laid hands on her; and when she was come to the entering of the horse gate by the king's house, they slew her there. و جمیع سروران وتمامی قوم آن را به شادمانی آورده، در صندوق انداختند تا پر شد. bible_en_fa And Jehoiada made a covenant between him, and between all the people, and between the king, that they should be the LORD's people. و چون صندوق به‌دست لاویان، نزد وکلای پادشاه آورده می‌شد و ایشان می‌دیدند که نقره بسیار هست آنگاه کاتب پادشاه و وکیل رئیس کهنه آمده، صندوق را خالی می‌کردند و آن را برداشته، باز به‌جایش می‌گذاشتند. و روز به روز چنین کرده، نقره بسیارجمع کردند. bible_en_fa Then all the people went to the house of Baal, and brake it down, and brake his altars and his images in pieces, and slew Mattan the priest of Baal before the altars. و پادشاه و یهویاداع آن را به آنانی که در کار خدمت خانه خداوند مشغول بودنددادند، و ایشان بنایان و نجاران به جهت تعمیرخانه خداوند و آهنگران و مسگران برای مرمت خانه خداوند اجیر نمودند. bible_en_fa Also Jehoiada appointed the offices of the house of the LORD by the hand of the priests the Levites, whom David had distributed in the house of the LORD, to offer the burnt offerings of the LORD, as it is written in the law of Moses, with rejoicing and with singing, as it was ordained by David. پس عمله‌ها به‌کارپرداختند و کار از دست ایشان به انجام رسید وخانه خدا را به حالت اولش برپا داشته، آن رامحکم ساختند. bible_en_fa And he set the porters at the gates of the house of the LORD, that none which was unclean in any thing should enter in. و چون آن را تمام کرده بودند، بقیه نقره را نزد پادشاه و یهویاداع آوردند و از آن برای خانه خداوند اسباب یعنی آلات خدمت وآلات قربانی‌ها و قاشقها و ظروف طلا و نقره ساختند، و در تمامی روزهای یهویاداع، قربانی های سوختنی دائم در خانه خداوندمی گذرانیدند. bible_en_fa And he took the captains of hundreds, and the nobles, and the governors of the people, and all the people of the land, and brought down the king from the house of the LORD: and they came through the high gate into the king's house, and set the king upon the throne of the kingdom. اما یهویاداع پیر و سالخورده شده، بمرد وحین وفاتش صد و سی ساله بود. bible_en_fa And all the people of the land rejoiced: and the city was quiet, after that they had slain Athaliah with the sword. و او را درشهر داود با پادشاهان دفن کردند، زیرا که دراسرائیل هم برای خدا و هم برای خانه او نیکویی کرده بود. bible_en_fa Joash was seven years old when he began to reign, and he reigned forty years in Jerusalem. His mother's name also was Zibiah of Beer-sheba. و بعد از وفات یهویاداع، سروران یهوداآمدند و پادشاه را تعظیم نمودند و پادشاه در آن وقت به ایشان گوش گرفت. bible_en_fa And Joash did that which was right in the sight of the LORD all the days of Jehoiada the priest. و ایشان خانه یهوه خدای پدران خود را ترک کرده، اشیریم و بتها راعبادت نمودند، و به‌سبب این عصیان ایشان، خشم بر یهودا و اورشلیم افروخته شد. bible_en_fa And Jehoiada took for him two wives; and he begat sons and daughters. و اوانبیاء نزد ایشان فرستاد تا ایشان را به سوی یهوه برگردانند و ایشان آنها را شهادت دادند، اما ایشان گوش نگرفتند. bible_en_fa And it came to pass after this, that Joash was minded to repair the house of the LORD. پس روح خدا زکریا ابن یهویاداع کاهن راملبس ساخت و او بالای قوم ایستاده، به ایشان گفت: «خدا چنین می‌فرماید: شما چرا از اوامریهوه تجاوز می‌نمایید؟ پس کامیاب نخواهیدشد. چونکه خداوند را ترک نموده‌اید، او شما راترک نموده است.» bible_en_fa And he gathered together the priests and the Levites, and said to them, Go out unto the cities of Judah, and gather of all Israel money to repair the house of your God from year to year, and see that ye hasten the matter. Howbeit the Levites hastened it not. و ایشان بر او توطئه نموده، او را به حکم پادشاه در صحن خانه خداوندسنگسار کردند. bible_en_fa And the king called for Jehoiada the chief, and said unto him, Why hast thou not required of the Levites to bring in out of Judah and out of Jerusalem the collection, according to the commandment of Moses the servant of the LORD, and of the congregation of Israel, for the tabernacle of witness? پس یوآش پادشاه احسانی را که پدرش یهویاداع، به وی نموده بود، بیاد نیاورد، بلکه پسرش را به قتل رسانید. و چون او می‌مرد، گفت: «خداوند این را ببیند و بازخواست نماید.» bible_en_fa For the sons of Athaliah, that wicked woman, had broken up the house of God; and also all the dedicated things of the house of the LORD did they bestow upon Baalim. و در وقت تحویل سال، لشکر ارامیان به ضد وی برآمده، به یهودا و اورشلیم داخل شده، جمیع سروران قوم را از میان قوم هلاک ساختند، و تمامی غنیمت ایشان را نزد پادشاه دمشق فرستادند. bible_en_fa And at the king's commandment they made a chest, and set it without at the gate of the house of the LORD. زیرا که لشکر ارام با جمعیت کمی آمدند و خداوند لشکر بسیار عظیمی به‌دست ایشان تسلیم نمود، چونکه یهوه خدای پدران خود را ترک کرده بودند، پس بر یوآش قصاص نمودند. bible_en_fa And they made a proclamation through Judah and Jerusalem, to bring in to the LORD the collection that Moses the servant of God laid upon Israel in the wilderness. و چون از نزد او رفتند (زیرا که او را درمرضهای سخت واگذاشتند)، بندگانش به‌سبب خون پسران یهویاداع کاهن، براو فتنه انگیخته، اورا بر بسترش کشتند. و چون مرد، او را در شهرداود دفن کردند، اما او را در مقبره پادشاهان دفن نکردند. bible_en_fa And all the princes and all the people rejoiced, and brought in, and cast into the chest, until they had made an end. و آنانی که بر او فتنه انگیختند، اینانند: زاباد، پسر شمعه عمونیه و یهوزاباد، پسرشمریت موآبیه.و اما حکایت پسرانش وعظمت وحی که بر او نازل شد و تعمیر خانه خدا، اینک در مدرس تواریخ پادشاهان مکتوب است، و پسرش امصیا در جایش پادشاه شد. bible_en_fa Now it came to pass, that at what time the chest was brought unto the king's office by the hand of the Levites, and when they saw that there was much money, the king's scribe and the high priest's officer came and emptied the chest, and took it, and carried it to his place again. Thus they did day by day, and gathered money in abundance. و اما حکایت پسرانش وعظمت وحی که بر او نازل شد و تعمیر خانه خدا، اینک در مدرس تواریخ پادشاهان مکتوب است، و پسرش امصیا در جایش پادشاه شد. bible_en_fa And the king and Jehoiada gave it to such as did the work of the service of the house of the LORD, and hired masons and carpenters to repair the house of the LORD, and also such as wrought iron and brass to mend the house of the LORD. امصیا بیست و پنج ساله بود که پادشاه شد و بیست و نه سال در اورشلیم پادشاهی کرد و اسم مادرش یهوعدان اورشلیمی بود. bible_en_fa So the workmen wrought, and the work was perfected by them, and they set the house of God in his state, and strengthened it. و آنچه در نظر خداوند پسند بود، به عمل آورد، اما نه به دل کامل. bible_en_fa And when they had finished it, they brought the rest of the money before the king and Jehoiada, whereof were made vessels for the house of the LORD, even vessels to minister, and to offer withal, and spoons, and vessels of gold and silver. And they offered burnt offerings in the house of the LORD continually all the days of Jehoiada. و چون سلطنت در دستش مستحکم شد، خادمان خود را که پدرش پادشاه را کشته بودند، به قتل رسانید. bible_en_fa But Jehoiada waxed old, and was full of days when he died; an hundred and thirty years old was he when he died. اما پسران ایشان را نکشت به موجب نوشته کتاب تورات موسی که خداوند امر فرموده و گفته بود: «پدران به جهت پسران کشته نشوند و پسران به جهت پدران مقتول نگردند، بلکه هر کس به جهت گناه خود کشته شود.» bible_en_fa And they buried him in the city of David among the kings, because he had done good in Israel, both toward God, and toward his house. و امصیا یهودا را جمع کرده، سرداران هزاره و سرداران صده از ایشان در تمامی یهودا وبنیامین مقرر فرمود و ایشان را از بیست ساله بالاترشمرده، سیصد هزار مرد برگزیده نیزه و سپردار راکه به جنگ بیرون می‌رفتند، یافت. bible_en_fa Now after the death of Jehoiada came the princes of Judah, and made obeisance to the king. Then the king hearkened unto them. و صد هزارمرد شجاع جنگ آزموده به صد وزنه نقره ازاسرائیل اجیر ساخت. bible_en_fa And they left the house of the LORD God of their fathers, and served groves and idols: and wrath came upon Judah and Jerusalem for this their trespass. اما مرد خدایی نزد وی آمده، گفت: «ای پادشاه، لشکر اسرائیل با تونروند زیرا خداوند با اسرائیل یعنی با تمامی بنی افرایم نیست. bible_en_fa Yet he sent prophets to them, to bring them again unto the LORD; and they testified against them: but they would not give ear. و اگر می‌خواهی بروی برو وبه جهت جنگ قوی شو لیکن خدا تو را پیش دشمنان مغلوب خواهد ساخت زیرا قدرت نصرت دادن و مغلوب ساختن با خدا است.» bible_en_fa And the Spirit of God came upon Zechariah the son of Jehoiada the priest, which stood above the people, and said unto them, Thus saith God, Why transgress ye the commandments of the LORD, that ye cannot prosper? because ye have forsaken the LORD, he hath also forsaken you. امصیا به مرد خدا گفت: «برای صد وزنه نقره که به لشکر اسرائیل داده‌ام، چه کنم؟» مرد خداجواب داد: «خداوند قادر است که تو را بیشتر ازاین بدهد.» bible_en_fa And they conspired against him, and stoned him with stones at the commandment of the king in the court of the house of the LORD. پس امصیا لشکری را که از افرایم نزد او آمده بودند، جدا کرد که به‌جای خودبرگردند و از این سبب خشم ایشان بر یهودا به شدت افروخته شد و بسیار غضبناک گردیده، به‌جای خود رفتند. bible_en_fa Thus Joash the king remembered not the kindness which Jehoiada his father had done to him, but slew his son. And when he died, he said, The LORD look upon it, and require it. و امصیا خویشتن را تقویت نموده، قوم خود را بیرون برد و به وادی الملح رسیده، ده هزار نفر از بنی سعیر را کشت. bible_en_fa And it came to pass at the end of the year, that the host of Syria came up against him: and they came to Judah and Jerusalem, and destroyed all the princes of the people from among the people, and sent all the spoil of them unto the king of Damascus. و بنی یهودا ده هزار نفر دیگر را زنده اسیر کرد، و ایشان را به قله سالع برده، از قله سالع به زیر انداختند که جمیع خرد شدند. bible_en_fa For the army of the Syrians came with a small company of men, and the LORD delivered a very great host into their hand, because they had forsaken the LORD God of their fathers. So they executed judgment against Joash. و اما مردان آن فوج که امصیا بازفرستده بود تا همراهش به جنگ نروند، برشهرهای یهودا از سامره تا بیت حورون تاختند وسه هزار نفر را کشته، غنیمت بسیار بردند. bible_en_fa And when they were departed from him, (for they left him in great diseases,) his own servants conspired against him for the blood of the sons of Jehoiada the priest, and slew him on his bed, and he died: and they buried him in the city of David, but they buried him not in the sepulchres of the kings. و بعد از مراجعت امصیا از شکست دادن ادومیان، او خدایان بنی سعیر را آورده، آنها راخدایان خود ساخت و آنها را سجده نموده، بخور برای آنها سوزانید. bible_en_fa And these are they that conspired against him; Zabad the son of Shimeath an Ammonitess, and Jehozabad the son of Shimrith a Moabitess. پس خشم خداوند برامصیا افروخته شد و نبی نزد وی فرستاد که او رابگوید: «چرا خدایان آن قوم را که قوم خود را ازدست تو نتوانستند رهانید، طلبیدی؟» bible_en_fa Now concerning his sons, and the greatness of the burdens laid upon him, and the repairing of the house of God, behold, they are written in the story of the book of the kings. And Amaziah his son reigned in his stead. و چون این سخن را به وی گفت، او را جواب داد: «آیا تورا مشیر پادشاه ساخته‌اند؟ ساکت شو! چرا تو رابکشند؟» پس نبی ساکت شده، گفت: «می‌دانم که خدا قصد نموده است که تو را هلاک کند، چونکه این کار را کردی و نصیحت مرا نشنیدی.» bible_en_fa Amaziah was twenty and five years old when he began to reign, and he reigned twenty and nine years in Jerusalem. And his mother's name was Jehoaddan of Jerusalem. پس امصیا، پادشاه یهودا، مشورت کرده، نزد یوآش بن یهوآحاز بن ییهو پادشاه اسرائیل فرستاده، گفت: «بیا تا با یکدیگر مقابله نماییم.» bible_en_fa And he did that which was right in the sight of the LORD, but not with a perfect heart. و یوآش پادشاه اسرائیل نزد امصیا پادشاه یهودا فرستاده، گفت: «شترخار لبنان نزد سروآزاد لبنان فرستاده، گفت: دختر خود را به پسر من به زنی بده. اما حیوان وحشی که در لبنان بود گذرکرده، شترخار را پایمال نمود. bible_en_fa Now it came to pass, when the kingdom was established to him, that he slew his servants that had killed the king his father. می‌گویی، هان ادوم را شکست دادم و دلت تو را مغرور ساخته است که افتخار نمایی؟ حال به خانه خود برگرد. چرا بلا را برای خود برمی انگیزانی تا خودت ویهودا همراهت بیفتید؟» bible_en_fa But he slew not their children, but did as it is written in the law in the book of Moses, where the LORD commanded, saying, The fathers shall not die for the children, neither shall the children die for the fathers, but every man shall die for his own sin. اما امصیا گوش نداد زیرا که این امر از جانب خدا بود تا ایشان را به‌دست دشمنان تسلیم نماید، چونکه خدایان ادوم را طلبیدند. bible_en_fa Moreover Amaziah gathered Judah together, and made them captains over thousands, and captains over hundreds, according to the houses of their fathers, throughout all Judah and Benjamin: and he numbered them from twenty years old and above, and found them three hundred thousand choice men, able to go forth to war, that could handle spear and shield. پس یوآش پادشاه اسرائیل برآمد و او و امصیا پادشاه یهودا در بیت شمس که در یهودا است، با یکدیگرمقابله نمودند. bible_en_fa He hired also an hundred thousand mighty men of valour out of Israel for an hundred talents of silver. و یهودا از حضور اسرائیل منهزم شده، هر کس به خیمه خود فرار کرد. bible_en_fa But there came a man of God to him, saying, O king, let not the army of Israel go with thee; for the LORD is not with Israel, to wit, with all the children of Ephraim. ویوآش پادشاه اسرائیل امصیا ابن یوآش بن یهوآحاز پادشاه یهودا را در بیت شمس گرفت و او را به اورشلیم آورده، چهارصد ذراع حصاراورشلیم را از دروازه افرایم تا دروازه زاویه منهدم ساخت. bible_en_fa But if thou wilt go, do it, be strong for the battle: God shall make thee fall before the enemy: for God hath power to help, and to cast down. و تمامی طلا و نقره و تمامی ظروفی را که در خانه خدا نزد (بنی ) عوبید ادوم ودر خزانه های خانه پادشاه یافت شد و یرغمالان را گرفته، به سامره مراجعت کرد. bible_en_fa And Amaziah said to the man of God, But what shall we do for the hundred talents which I have given to the army of Israel? And the man of God answered, The LORD is able to give thee much more than this. و امصیاابن یوآش پادشاه یهودا، بعد از وفات یوآش بن یهوآحاز پادشاه اسرائیل، پانزده سال زندگانی نمود. bible_en_fa Then Amaziah separated them, to wit, the army that was come to him out of Ephraim, to go home again: wherefore their anger was greatly kindled against Judah, and they returned home in great anger. و بقیه وقایع اول و آخر امصیا، آیا درتواریخ پادشاهان یهودا و اسرائیل مکتوب نیست؟ bible_en_fa And Amaziah strengthened himself, and led forth his people, and went to the valley of salt, and smote of the chidren of Seir ten thousand. و از زمانی که امصیا از پیروی خداوندانحراف ورزید، بعضی در اورشلیم فتنه بر وی انگیختند. پس به لاکیش فرار کرد و از عقبش به لاکیش فرستادند و او را در آنجا کشتند.و او رابر اسبان آوردند و با پدرانش در شهر یهودا دفن کردند. bible_en_fa And other ten thousand left alive did the children of Judah carry away captive, and brought them unto the top of the rock, and cast them down from the top of the rock, that they all were broken in pieces. و او رابر اسبان آوردند و با پدرانش در شهر یهودا دفن کردند. bible_en_fa But the soldiers of the army which Amaziah sent back, that they should not go with him to battle, fell upon the cities of Judah, from Samaria even unto Beth-horon, and smote three thousand of them, and took much spoil. و تمامی قوم یهودا عزیا را که شانزده ساله بود گرفته، در جای پدرش امصیاپادشاه ساختند. bible_en_fa Now it came to pass, after that Amaziah was come from the slaughter of the Edomites, that he brought the gods of the children of Seir, and set them up to be his gods, and bowed down himself before them, and burned incense unto them. و او بعد از آنکه پادشاه باپدرانش خوابیده بود، ایلوت را بنا کرد و آن رابرای یهودا استرداد نمود. bible_en_fa Wherefore the anger of the LORD was kindled against Amaziah, and he sent unto him a prophet, which said unto him, Why hast thou sought after the gods of the people, which could not deliver their own people out of thine hand? و عزیا شانزده ساله بود که پادشاه شد و پنجاه و دو سال در اورشلیم پادشاهی نمود و اسم مادرش یکلیای اورشلیمی بود. bible_en_fa And it came to pass, as he talked with him, that the king said unto him, Art thou made of the king's counsel? forbear; why shouldest thou be smitten? Then the prophet forbare, and said, I know that God hath determined to destroy thee, because thou hast done this, and hast not hearkened unto my counsel. و آنچه در نظر خداوند پسند بود، موافق هرچه پدرش امصیا کرده بود، بجا آورد. bible_en_fa Then Amaziah king of Judah took advice, and sent to Joash, the son of Jehoahaz, the son of Jehu, king of Israel, saying, Come, let us see one another in the face. و درروزهای زکریا که در رویاهای خدا بصیر بود، خدا را می‌طلبید و مادامی که خداوند رامی طلبید، خدا او را کامیاب می‌ساخت. bible_en_fa And Joash king of Israel sent to Amaziah king of Judah, saying, The thistle that was in Lebanon sent to the cedar that was in Lebanon, saying, Give thy daughter to my son to wife: and there passed by a wild beast that was in Lebanon, and trode down the thistle. و او بیرون رفته، با فلسطینیان جنگ کرد وحصار جت و حصار یبنه و حصار اشدود رامنهدم ساخت و شهرها در زمین اشدود وفلسطینیان بنا نمود. bible_en_fa Thou sayest, Lo, thou hast smitten the Edomites; and thine heart lifteth thee up to boast: abide now at home; why shouldest thou meddle to thine hurt, that thou shouldest fall, even thou, and Judah with thee? و خدا او را بر فلسطینیان وعربانی که در جوربعل ساکن بودند و بر معونیان نصرت داد. bible_en_fa But Amaziah would not hear; for it came of God, that he might deliver them into the hand of their enemies, because they sought after the gods of Edom. و عمونیان به عزیا هدایا دادند و اسم او تا مدخل مصر شایع گردید، زیرا که بی‌نهایت قوی گشت. bible_en_fa So Joash the king of Israel went up; and they saw one another in the face, both he and Amaziah king of Judah, at Beth-shemesh, which belongeth to Judah. و عزیا برجها در اورشلیم نزددروازه زاویه و نزد دروازه وادی و نزد گوشه حصار بنا کرده، آنها را مستحکم گردانید. bible_en_fa And Judah was put to the worse before Israel, and they fled every man to his tent. وبرجها در بیابان بنا نمود و چاههای بسیار کند زیراکه مواشی کثیر در همواری و در هامون داشت وفلاحان و باغبانان در کوهستان و در بوستانهاداشت، چونکه فلاحت را دوست می‌داشت. bible_en_fa And Joash the king of Israel took Amaziah king of Judah, the son of Joash, the son of Jehoahaz, at Beth-shemesh, and brought him to Jerusalem, and brake down the wall of Jerusalem from the gate of Ephraim to the corner gate, four hundred cubits. وعزیا سپاهیان جنگ آزموده داشت که برای محاربه‌دسته دسته بیرون می‌رفتند، برحسب تعداد ایشان که یعیئیل کاتب و معسیای رئیس زیردست حننیا که یکی از سرداران پادشاه بود، آنها را سان می‌دیدند. bible_en_fa And he took all the gold and the silver, and all the vessels that were found in the house of God with Obed-edom, and the treasures of the king's house, the hostages also, and returned to Samaria. و عدد تمامی سرداران آبا که شجاعان جنگ آزموده بودند، دو هزار وششصد بود. bible_en_fa And Amaziah the son of Joash king of Judah lived after the death of Joash son of Jehoahaz king of Israel fifteen years. و زیر دست ایشان، سیصد و هفت هزار و پانصد سپاه جنگ آزموده بودند که پادشاه را به ضد دشمنانش مساعدت نموده، با قوت تمام مقاتله می‌کردند. bible_en_fa Now the rest of the acts of Amaziah, first and last, behold, are they not written in the book of the kings of Judah and Israel? و عزیا برای ایشان یعنی برای تمامی لشکر سپرها و نیزه‌ها و خودها وزره‌ها و کمانها و فلاخنها مهیا ساخت. bible_en_fa Now after the time that Amaziah did turn away from following the LORD they made a conspiracy against him in Jerusalem; and he fled to Lachish: but they sent to Lachish after him, and slew him there. ومنجنیقهایی را که مخترع صنعتگران ماهر بود دراورشلیم ساخت تا آنها را بر برجها و گوشه های حصار برای انداختن تیرها و سنگهای بزرگ بگذارند. پس آوازه او تا جایهای دور شایع شدزیرا که نصرت عظیمی یافته، بسیار قوی گردید. bible_en_fa And they brought him upon horses, and buried him with his fathers in the city of Judah. لیکن چون زورآور شد، دل او برای هلاکتش متکبر گردید و به یهوه خدای خودخیانت ورزیده، به هیکل خداوند درآمد تا بخوربر مذبح بخور بسوزاند. bible_en_fa Then all the people of Judah took Uzziah, who was sixteen years old, and made him king in the room of his father Amaziah. و عزریای کاهن ازعقب او داخل شد و همراه او هشتاد مرد رشید ازکاهنان خداوند درآمدند. bible_en_fa He built Eloth, and restored it to Judah, after that the king slept with his fathers. و ایشان با عزیاپادشاه مقاومت نموده، او را گفتند: «ای عزیاسوزانیدن بخور برای خداوند کار تو نیست بلکه کار کاهنان پسران هارون است که برای سوزانیدن بخور تقدیس شده‌اند. پس از مقدس بیرون شوزیرا خطا کردی و این کار از جانب یهوه خداموجب عزت تو نخواهد بود.» bible_en_fa Sixteen years old was Uzziah when he began to reign, and he reigned fifty and two years in Jerusalem. His mother's name also was Jecoliah of Jerusalem. آنگاه عزیا که مجمری برای سوزانیدن بخور در دست خود داشت، غضبناک شد و چون خشمش بر کاهنان افروخته گردید، برص به حضور کاهنان در خانه خداوند به پهلوی مذبح بخور بر پیشانی‌اش پدید آمد. bible_en_fa And he did that which was right in the sight of the LORD, according to all that his father Amaziah did. و عزریای رئیس کهنه و سایر کاهنان بر او نگریستند و اینک برص بر پیشانی‌اش ظاهر شده بود. پس او را ازآنجا به شتاب بیرون کردند و خودش نیز به تعجیل بیرون رفت، چونکه خداوند او را مبتلاساخته بود. bible_en_fa And he sought God in the days of Zechariah, who had understanding in the visions of God: and as long as he sought the LORD, God made him to prosper. و عزیا پادشاه تا روز وفاتش ابرص بود و در مریضخانه مبروص ماند، زیرا از خانه خداوند ممنوع بود و پسرش یوتام، ناظر خانه پادشاه و حاکم قوم زمین می‌بود. bible_en_fa And he went forth and warred against the Philistines, and brake down the wall of Gath, and the wall of Jabneh, and the wall of Ashdod, and built cities about Ashdod, and among the Philistines. و اشعیا ابن آموص نبی بقیه وقایع اول وآخر عزیا را نوشت.پس عزیا با پدران خودخوابید و او را با پدرانش در زمین مقبره پادشاهان دفن کردند، زیرا گفتند که ابرص است و پسرش یوتام در جایش پادشاه شد. bible_en_fa And God helped him against the Philistines, and against the Arabians that dwelt in Gur-baal, and the Mehunims. پس عزیا با پدران خودخوابید و او را با پدرانش در زمین مقبره پادشاهان دفن کردند، زیرا گفتند که ابرص است و پسرش یوتام در جایش پادشاه شد. bible_en_fa And the Ammonites gave gifts to Uzziah: and his name spread abroad even to the entering in of Egypt; for he strengthened himself exceedingly. و یوتام بیست و پنج ساله بود که پادشاه شد و شانزده سال در اورشلیم سلطنت نمود و اسم مادرش یروشه دختر صادوق بود. bible_en_fa Moreover Uzziah built towers in Jerusalem at the corner gate, and at the valley gate, and at the turning of the wall, and fortified them. وآنچه در نظر خداوند پسند بود، موافق هرآنچه پدرش عزیا کرده بود، به عمل آورد، اما به هیکل خداوند داخل نشد لیکن قوم هنوز فسادمی کردند. bible_en_fa Also he built towers in the desert, and digged many wells: for he had much cattle, both in the low country, and in the plains: husbandmen also, and vine dressers in the mountains, and in Carmel: for he loved husbandry. و او دروازه اعلای خانه خداوند را بنانمود و بر حصار عوفل عمارت بسیار ساخت. bible_en_fa Moreover Uzziah had an host of fighting men, that went out to war by bands, according to the number of their account by the hand of Jeiel the scribe and Maaseiah the ruler, under the hand of Hananiah, one of the king's captains. وشهرها در کوهستان یهودا بنا نمود و قلعه‌ها وبرجها در جنگلها ساخت. bible_en_fa The whole number of the chief of the fathers of the mighty men of valour were two thousand and six hundred. و با پادشاه بنی عمون جنگ نموده، بر ایشان غالب آمد. پس بنی عمون در آن سال، صد وزنه نقره و ده هزار کر گندم و ده هزار کر جو به او دادند، و بنی عمون در سال دوم وسوم به همان مقدار به او دادند. bible_en_fa And under their hand was an army, three hundred thousand and seven thousand and five hundred, that made war with mighty power, to help the king against the enemy. پس یوتام زورآور گردید زیرا رفتار خود را به حضور یهوه خدای خویش راست ساخت. bible_en_fa And Uzziah prepared for them throughout all the host shields, and spears, and helmets, and habergeons, and bows, and slings to cast stones. و بقیه وقایع یوتام و همه جنگهایش و رفتارش، اینک درتواریخ پادشاهان اسرائیل و یهودا مکتوب است. bible_en_fa And he made in Jerusalem engines, invented by cunning men, to be on the towers and upon the bulwarks, to shoot arrows and great stones withal. And his name spread far abroad; for he was marvellously helped, till he was strong. و او بیست و پنج ساله بود که پادشاه شد وشانزده سال در اورشلیم سلطنت کرد.پس یوتام با پدران خود خوابید و او را در شهر داود دفن کردند، و پسرش آحاز در جایش سلطنت نمود. bible_en_fa But when he was strong, his heart was lifted up to his destruction: for he transgressed against the LORD his God, and went into the temple of the LORD to burn incense upon the altar of incense. پس یوتام با پدران خود خوابید و او را در شهر داود دفن کردند، و پسرش آحاز در جایش سلطنت نمود. bible_en_fa And Azariah the priest went in after him, and with him fourscore priests of the LORD, that were valiant men: و آحاز بیست ساله بود که پادشاه شد وشانزده سال در اورشلیم پادشاهی کرد. اما آنچه در نظر خداوند پسند بود، موافق پدرش داود به عمل نیاورد. bible_en_fa And they withstood Uzziah the king, and said unto him, It appertaineth not unto thee, Uzziah, to burn incense unto the LORD, but to the priests the sons of Aaron, that are consecrated to burn incense: go out of the sanctuary; for thou hast trespassed; neither shall it be for thine honour from the LORD God. بلکه به طریق های پادشاهان اسرائیل سلوک نموده، تمثالها نیز برای بعلیم ریخت. bible_en_fa Then Uzziah was wroth, and had a censer in his hand to burn incense: and while he was wroth with the priests, the leprosy even rose up in his forehead before the priests in the house of the LORD, from beside the incense altar. و در وادی ابن هنوم بخورسوزانید، و پسران خود را برحسب رجاسات امت هایی که خداوند از حضور بنی‌اسرائیل اخراج نموده بود، سوزانید. bible_en_fa And Azariah the chief priest, and all the priests, looked upon him, and, behold, he was leprous in his forehead, and they thrust him out from thence; yea, himself hasted also to go out, because the LORD had smitten him. و بر مکان های بلندو تلها و زیر هر درخت سبز قربانی‌ها گذرانید وبخور‌سوزانید. bible_en_fa And Uzziah the king was a leper unto the day of his death, and dwelt in a several house, being a leper; for he was cut off from the house of the LORD: and Jotham his son was over the king's house, judging the people of the land. بنابراین، یهوه خدایش او را به‌دست پادشاه ارام تسلیم نمود که ایشان او را شکست داده، اسیران بسیاری از او گرفته، به دمشق بردند. و به‌دست پادشاه اسرائیل نیز تسلیم شد که او راشکست عظیمی داد. bible_en_fa Now the rest of the acts of Uzziah, first and last, did Isaiah the prophet, the son of Amoz, write. و فقح بن رملیا صد وبیست هزار نفر را که جمیع ایشان مردان جنگی بودند، در یک روز در یهودا کشت، چونکه یهوه خدای پدران خود را ترک نموده بودند. bible_en_fa So Uzziah slept with his fathers, and they buried him with his fathers in the field of the burial which belonged to the kings; for they said, He is a leper: and Jotham his son reigned in his stead. و زکری که مرد شجاع افرایمی بود، معسیا پسر پادشاه، عزریقام ناظر خانه، و القانه را که شخص اول بعداز پادشاه بود، کشت. bible_en_fa Jotham was twenty and five years old when he began to reign, and he reigned sixteen years in Jerusalem. His mother's name also was Jerushah, the daughter of Zadok. پس بنی‌اسرائیل دویست هزار نفر زنان وپسران و دختران از برادران خود به اسیری بردند ونیز غنیمت بسیاری از ایشان گرفتند و غنیمت رابه سامره بردند. bible_en_fa And he did that which was right in the sight of the LORD, according to all that his father Uzziah did: howbeit he entered not into the temple of the LORD. And the people did yet corruptly. و در آنجا نبی از جانب خداوندعودید نام بود که به استقبال لشکری که به سامره برمی گشتند آمده، به ایشان گفت: «اینک از این جهت که یهوه خدای پدران شما بر یهوداغضبناک می‌باشد، ایشان را به‌دست شما تسلیم نمود و شما ایشان را با غضبی که به آسمان رسیده است، کشتید. bible_en_fa He built the high gate of the house of the LORD, and on the wall of Ophel he built much. و حال شما خیال می‌کنید که پسران یهودا و اورشلیم را به عنف غلامان وکنیزان خود سازید. و آیا با خود شما نیز تقصیرهابه ضد یهوه خدای شما نیست؟ bible_en_fa Moreover he built cities in the mountains of Judah, and in the forests he built castles and towers. پس الان مرابشنوید و اسیرانی را که از برادران خود آورده‌اید، برگردانید زیرا که حدت خشم خداوند بر شمامی باشد.» bible_en_fa He fought also with the king of the Ammonites, and prevailed against them. And the children of Ammon gave him the same year an hundred talents of silver, and ten thousand measures of wheat, and ten thousand of barley. So much did the children of Ammon pay unto him, both the second year, and the third. آنگاه بعضی از روسای بنی افرایم یعنی عزریا ابن یهوحانان و برکیا ابن مشلیموت ویحزقیا ابن شلوم و عماسا ابن حدلای با آنانی که از جنگ می‌آمدند، مقاومت نمودند. bible_en_fa So Jotham became mighty, because he prepared his ways before the LORD his God. و به ایشان گفتند که «اسیران را به اینجا نخواهید آوردزیرا که تقصیری به ضد خداوند بر ما هست وشما می‌خواهید که گناهان و تقصیرهای ما رامزید کنید زیرا که تقصیر ما عظیم است و حدت خشم بر اسرائیل وارد شده است.» bible_en_fa Now the rest of the acts of Jotham, and all his wars, and his ways, lo, they are written in the book of the kings of Israel and Judah. پس لشکریان، اسیران و غنیمت را پیش روسا وتمامی جماعت واگذاشتند. bible_en_fa He was five and twenty years old when he began to reign, and reigned sixteen years in Jerusalem. و آنانی که اسم ایشان مذکور شد برخاسته، اسیران را گرفتند وهمه برهنگان ایشان را از غنیمت پوشانیده، ملبس ساختند و کفش به پای ایشان کرده، ایشان راخورانیدند و نوشانیدند و تدهین کرده، تمامی ضعیفان را بر الاغها سوار نموده، ایشان را به اریحا که شهر نخل باشد نزد برادرانشان رسانیده، خود به سامره مراجعت کردند. bible_en_fa And Jotham slept with his fathers, and they buried him in the city of David: and Ahaz his son reigned in his stead. و در آن زمان، آحاز پادشاه نزد پادشاهان آشور فرستاد تا او را اعانت کنند. bible_en_fa Ahaz was twenty years old when he began to reign, and he reigned sixteen years in Jerusalem: but he did not that which was right in the sight of the LORD, like David his father: زیرا که ادومیان هنوز می‌آمدند و یهودا را شکست داده، اسیران می‌بردند. bible_en_fa For he walked in the ways of the kings of Israel, and made also molten images for Baalim. و فلسطینیان بر شهرهای هامون و جنوبی یهودا هجوم آوردند و بیت شمس و ایلون و جدیروت و سوکو را با دهاتش وتمنه را با دهاتش و جمزو را با دهاتش گرفته، درآنها ساکن شدند. bible_en_fa Moreover he burnt incense in the valley of the son of Hinnom, and burnt his children in the fire, after the abominations of the heathen whom the LORD had cast out before the children of Israel. زیرا خداوند یهودا را به‌سبب آحاز، پادشاه اسرائیل ذلیل ساخت، چونکه او یهودا را به‌سرکشی واداشت و به خداوندخیانت عظیمی ورزید. bible_en_fa He sacrificed also and burnt incense in the high places, and on the hills, and under every green tree. پس تلغت فلناسر، پادشاه آشور بر او برآمد و او را به تنگ آورد ووی را تقویت نداد. bible_en_fa Wherefore the LORD his God delivered him into the hand of the king of Syria; and they smote him, and carried away a great multitude of them captives, and brought them to Damascus. And he was also delivered into the hand of the king of Israel, who smote him with a great slaughter. زیرا که آحاز خانه خداوندو خانه های پادشاه و سروران را تاراج کرده، به پادشاه آشور داد، اما او را اعانت ننمود. bible_en_fa For Pekah the son of Remaliah slew in Judah an hundred and twenty thousand in one day, which were all valiant men; because they had forsaken the LORD God of their fathers. و چون او را به تنگ آورده بود، همین آحازپادشاه به خداوند بیشتر خیانت ورزید. bible_en_fa And Zichri, a mighty man of Ephraim, slew Maaseiah the king's son, and Azrikam the governor of the house, and Elkanah that was next to the king. زیرا که برای خدایان دمشق که او را شکست داده بودند، قربانی گذرانید و گفت: «چونکه خدایان پادشاهان ارام، ایشان را نصرت داده‌اند، پس من برای آنهاقربانی خواهم گذرانید تا مرا اعانت نمایند.» اماآنها سبب هلاکت وی و تمامی اسرائیل شدند. bible_en_fa And the children of Israel carried away captive of their brethren two hundred thousand, women, sons, and daughters, and took also away much spoil from them, and brought the spoil to Samaria. و آحاز اسباب خانه خدا را جمع کرد و آلات خانه خدا را خرد کرد و درهای خانه خداوند رابسته، مذبح‌ها برای خود در هر گوشه اورشلیم ساخت. bible_en_fa But a prophet of the LORD was there, whose name was Oded: and he went out before the host that came to Samaria, and said unto them, Behold, because the LORD God of your fathers was wroth with Judah, he hath delivered them into your hand, and ye have slain them in a rage that reacheth up unto heaven. و در هر شهری از شهرهای یهودا، مکان های بلند ساخت تا برای خدایان غریب بخور‌سوزانند. پس خشم یهوه خدای پدران خود را به هیجان آورد. bible_en_fa And now ye purpose to keep under the children of Judah and Jerusalem for bondmen and bondwomen unto you: but are there not with you, even with you, sins against the LORD your God? و بقیه وقایع وی و همه طریق های اول و آخر او، اینک در تواریخ پادشاهان یهودا و اسرائیل مکتوب است.پس آحاز با پدران خود خوابید و او را در شهراورشلیم دفن کردند، اما او را به مقبره پادشاهان اسرائیل نیاوردند. و پسرش حزقیا به‌جایش پادشاه شد. bible_en_fa Now hear me therefore, and deliver the captives again, which ye have taken captive of your brethren: for the fierce wrath of the LORD is upon you. پس آحاز با پدران خود خوابید و او را در شهراورشلیم دفن کردند، اما او را به مقبره پادشاهان اسرائیل نیاوردند. و پسرش حزقیا به‌جایش پادشاه شد. bible_en_fa Then certain of the heads of the children of Ephraim, Azariah the son of Johanan, Berechiah the son of Meshillemoth, and Jehizkiah the son of Shallum, and Amasa the son of Hadlai, stood up against them that came from the war, حزقیا بیست و پنج ساله بود که پادشاه شد و بیست و نه سال در اورشلیم سلطنت نمود، و اسم مادرش ابیه دختر زکریا بود. bible_en_fa And said unto them, Ye shall not bring in the captives hither: for whereas we have offended against the LORD already, ye intend to add more to our sins and to our trespass: for our trespass is great, and there is fierce wrath against Israel. و او آنچه در نظر خداوند پسند بود، موافق هرآنچه پدرش داود کرده بود، به عمل آورد. bible_en_fa So the armed men left the captives and the spoil before the princes and all the congregation. و در ماه اول از سال اول سلطنت خوددرهای خانه خداوند را گشوده، آنها را تعمیرنمود. bible_en_fa And the men which were expressed by name rose up, and took the captives, and with the spoil clothed all that were naked among them, and arrayed them, and shod them, and gave them to eat and to drink, and anointed them, and carried all the feeble of them upon asses, and brought them to Jericho, the city of palm trees, to their brethren: then they returned to Samaria. و کاهنان و لاویان را آورده، ایشان را درمیدان شرقی جمع کرد. bible_en_fa At that time did king Ahaz send unto the kings of Assyria to help him. و به ایشان گفت: «ای لاویان مرا بشنوید! الان خویشتن را تقدیس نمایید و خانه یهوه خدای پدران خود را تقدیس کرده، نجاسات را از قدس بیرون برید. bible_en_fa For again the Edomites had come and smitten Judah, and carried away captives. زیرا که پدران ما خیانت ورزیده، آنچه در نظر یهوه خدای ما ناپسند بود به عمل آوردند و او را ترک کرده، روی خود را از مسکن خداوند تافتند وپشت به آن دادند. bible_en_fa The Philistines also had invaded the cities of the low country, and of the south of Judah, and had taken Beth-shemesh, and Ajalon, and Gederoth, and Shocho with the villages thereof, and Timnah with the villages thereof, Gimzo also and the villages thereof: and they dwelt there. و درهای رواق را بسته، چراغها را خاموش کردند و بخور نسوزانیدند وقربانی های سوختنی در قدس خدای اسرائیل نگذرانیدند. bible_en_fa For the LORD brought Judah low because of Ahaz king of Israel; for he made Judah naked, and transgressed sore against the LORD. پس خشم خداوند بر یهودا واورشلیم افروخته شد و ایشان را محل تشویش ودهشت و سخریه ساخت، چنانکه شما به چشمان خود می‌بینید. bible_en_fa And Tilgath-pilneser king of Assyria came unto him, and distressed him, but strengthened him not. و اینک پدران ما به شمشیر افتادند و پسران و دختران و زنان ما از این سبب به اسیری رفتند. bible_en_fa For Ahaz took away a portion out of the house of the LORD, and out of the house of the king, and of the princes, and gave it unto the king of Assyria: but he helped him not. الان اراده دارم که بایهوه خدای اسرائیل عهد ببندم تا حدت خشم اواز ما برگردد. bible_en_fa And in the time of his distress did he trespass yet more against the LORD: this is that king Ahaz. پس حال، ای پسران من، کاهلی مورزید زیرا خداوند شما را برگزیده است تا به حضور وی ایستاده، او را خدمت نمایید وخادمان او شده، بخور‌سوزانید.» bible_en_fa For he sacrificed unto the gods of Damascus, which smote him: and he said, Because the gods of the kings of Syria help them, therefore will I sacrifice to them, that they may help me. But they were the ruin of him, and of all Israel. آنگاه بعضی از لاویان برخاستند یعنی ازبنی قهاتیان محت بن عماسای و یوئیل بن عزریا واز بنی مراری قیس بن عبدی و عزریا ابن یهللئیل واز جرشونیان یوآخ بن زمه و عیدن بن یوآخ. bible_en_fa And Ahaz gathered together the vessels of the house of God, and cut in pieces the vessels of the house of God, and shut up the doors of the house of the LORD, and he made him altars in every corner of Jerusalem. واز بنی الیصافان شمری و یعیئیل و از بنی آساف زکریا و متنیا. bible_en_fa And in every several city of Judah he made high places to burn incense unto other gods, and provoked to anger the LORD God of his fathers. و از بنی هیمان یحیئیل و شمعی و از بنی یدوتون شمعیا و عزیئیل. bible_en_fa Now the rest of his acts and of all his ways, first and last, behold, they are written in the book of the kings of Judah and Israel. و برادران خود را جمع کرده، خویشتن را تقدیس نمودند وموافق فرمان پادشاه، برحسب کلام خداوند برای تطهیر خانه خداوند داخل شدند. bible_en_fa And Ahaz slept with his fathers, and they buried him in the city, even in Jerusalem: but they brought him not into the sepulchres of the kings of Israel: and Hezekiah his son reigned in his stead. و کاهنان به اندرون خانه خداوند رفته، آن را طاهر ساختند وهمه نجاسات را که در هیکل خداوند یافتند، به صحن خانه خداوند بیرون آوردند و لاویان آن راگرفته، خارج شهر به وادی قدرون بیرون بردند. bible_en_fa Hezekiah began to reign when he was five and twenty years old, and he reigned nine and twenty years in Jerusalem. And his mother's name was Abijah, the daughter of Zechariah. و در غره ماه اول به تقدیس نمودنش شروع کردند، و در روز هشتم ماه به رواق خداوندرسیدند و در هشت روز خانه خداوند را تقدیس نموده، در روز شانزدهم ماه اول آن را به اتمام رسانیدند. bible_en_fa And he did that which was right in the sight of the LORD, according to all that David his father had done. پس نزد حزقیا پادشاه به اندرون قصر داخل شده، گفتند: «تمامی خانه خداوند ومذبح قربانی سوختنی و همه اسبابش و میز نان تقدمه را با همه آلاتش طاهر ساختیم. bible_en_fa He in the first year of his reign, in the first month, opened the doors of the house of the LORD, and repaired them. و تمامی اسبابی که آحاز پادشاه در ایام سلطنتش حینی که خیانت ورزید دور انداخت ما آنها را مهیا ساخته، تقدیس نمودیم و اینک پیش مذبح خداوندحاضر است.» bible_en_fa And he brought in the priests and the Levites, and gathered them together into the east street, پس حزقیا پادشاه صبح زود برخاست وروسای شهر را جمع کرده، به خانه خداوندبرآمد. bible_en_fa And said unto them, Hear me, ye Levites, sanctify now yourselves, and sanctify the house of the LORD God of your fathers, and carry forth the filthiness out of the holy place. و ایشان هفت گاو و هفت قوچ و هفت بره و هفت بز نر آوردند تا برای مملکت و قدس ویهودا قربانی گناه بشود و او پسران هارون کهنه رافرمود تا آنها را بر مذبح خداوند بگذرانند. bible_en_fa For our fathers have trespassed, and done that which was evil in the eyes of the LORD our God, and have forsaken him, and have turned away their faces from the habitation of the LORD, and turned their backs. پس گاوان را کشتند و کاهنان، خون را گرفته بر مذبح پاشیدند و قوچها را کشته خون را بر مذبح پاشیدند و بره‌ها را کشته خون را بر مذبح پاشیدند. bible_en_fa Also they have shut up the doors of the porch, and put out the lamps, and have not burned incense nor offered burnt offerings in the holy place unto the God of Israel. پس بزهای قربانی گناه را به حضور پادشاه وجماعت نزدیک آورده، دستهای خود را بر آنهانهادند. bible_en_fa Wherefore the wrath of the LORD was upon Judah and Jerusalem, and he hath delivered them to trouble, to astonishment, and to hissing, as ye see with your eyes. و کاهنان آنها را کشته، خون را بر مذبح برای قربانی گناه گذرانیدند تا به جهت تمامی اسرائیل کفاره بشود زیرا که پادشاه فرموده بود که قربانی سوختنی و قربانی گناه به جهت تمامی اسرائیل بشود. bible_en_fa For, lo, our fathers have fallen by the sword, and our sons and our daughters and our wives are in captivity for this. و او لاویان را با سنجها و بربطها و عودهابرحسب فرمان داود و جاد، رایی پادشاه و ناتان نبی در خانه خداوند قرار داد زیرا که این حکم ازجانب خداوند به‌دست انبیای او شده بود. bible_en_fa Now it is in mine heart to make a covenant with the LORD God of Israel, that his fierce wrath may turn away from us. پس لاویان با آلات داود و کاهنان با کرناها ایستادند. bible_en_fa My sons, be not now negligent: for the LORD hath chosen you to stand before him, to serve him, and that ye should minister unto him, and burn incense. و حزقیا امر فرمود که قربانی های سوختنی رابر مذبح بگذرانند و چون به گذرانیدن قربانی سوختنی شروع نمودند، سرودهای خداوند را بناکردند و کرناها در عقب آلات داود، پادشاه اسرائیل، نواخته شد. bible_en_fa Then the Levites arose, Mahath the son of Amasai, and Joel the son of Azariah, of the sons of the Kohathites: and of the sons of Merari, Kish the son of Abdi, and Azariah the son of Jehalelel: and of the Gershonites; Joah the son of Zimmah, and Eden the son of Joah: و تمامی جماعت سجده کردند و مغنیان سراییدند و کرنانوازان نواختند وهمه این کارها می‌شد تا قربانی سوختنی تمام گردید. bible_en_fa And of the sons of Elizaphan; Shimri, and Jeiel: and of the sons of Asaph; Zechariah, and Mattaniah: و چون قربانی های سوختنی تمام شد، پادشاه و جمیع حاضرین با وی رکوع کرده، سجده نمودند. bible_en_fa And of the sons of Heman; Jehiel, and Shimei: and of the sons of Jeduthun; Shemaiah, and Uzziel. و حزقیا پادشاه و روسا لاویان را امر فرمودند که به کلمات داود و آساف رایی برای خداوند تسبیح بخوانند. پس با شادمانی تسبیح خواندند و رکوع نموده، سجده کردند. bible_en_fa And they gathered their brethren, and sanctified themselves, and came, according to the commandment of the king, by the words of the LORD, to cleanse the house of the LORD. پس حزقیا جواب داده، گفت: «حال خویشتن را برای خداوند تقدیس نمودید. پس نزدیک آمده، قربانی‌ها و ذبایح تشکر به خانه خداوند بیاورید.» آنگاه جماعت قربانی‌ها وذبایح تشکر آوردند و هر‌که از دل راغب بودقربانی های سوختنی آورد. bible_en_fa And the priests went into the inner part of the house of the LORD, to cleanse it, and brought out all the uncleanness that they found in the temple of the LORD into the court of the house of the LORD. And the Levites took it, to carry it out abroad into the brook Kidron. و عدد قربانی های سوختنی که جماعت آوردند، هفتاد گاو و صدقوچ و دویست بره بود. همه اینها قربانی های سوختنی برای خداوند بود. bible_en_fa Now they began on the first day of the first month to sanctify, and on the eighth day of the month came they to the porch of the LORD: so they sanctified the house of the LORD in eight days; and in the sixteenth day of the first month they made an end. و عدد موقوفات ششصد گاو و سه هزار گوسفند بود. bible_en_fa Then they went in to Hezekiah the king, and said, We have cleansed all the house of the LORD, and the altar of burnt offering, with all the vessels thereof, and the shewbread table, with all the vessels thereof. و چون کاهنان کم بودند و به پوست کندن همه قربانی های سوختنی قادر نبودند، برادران ایشان لاویان، ایشان را مدد کردند تا کار تمام شد و تاکاهنان، خود را تقدیس نمودند زیرا که دل لاویان از کاهنان برای تقدیس نمودن خود مستقیم تربود. bible_en_fa Moreover all the vessels, which king Ahaz in his reign did cast away in his transgression, have we prepared and sanctified, and, behold, they are before the altar of the LORD. و قربانی های سوختنی نیز با پیه ذبایح سلامتی و هدایای ریختنی برای هر قربانی سوختنی، بسیار بود. پس خدمت خانه خداوندآراسته شد.و حزقیا و تمامی قوم شادی کردند چونکه خدا قوم را مستعد ساخته بود زیرااین امر ناگهان واقع شد. bible_en_fa Then Hezekiah the king rose early, and gathered the rulers of the city, and went up to the house of the LORD. و حزقیا و تمامی قوم شادی کردند چونکه خدا قوم را مستعد ساخته بود زیرااین امر ناگهان واقع شد. bible_en_fa And they brought seven bullocks, and seven rams, and seven lambs, and seven he goats, for a sin offering for the kingdom, and for the sanctuary, and for Judah. And he commanded the priests the sons of Aaron to offer them on the altar of the LORD. و حزقیا نزد تمامی اسرائیل و یهودافرستاد و مکتوبات نیز به افرایم و منسی نوشت تا به خانه خداوند به اورشلیم بیایند و عیدفصح را برای یهوه خدای اسرائیل نگاه دارند. bible_en_fa So they killed the bullocks, and the priests received the blood, and sprinkled it on the altar: likewise, when they had killed the rams, they sprinkled the blood upon the altar: they killed also the lambs, and they sprinkled the blood upon the altar. زیرا که پادشاه و سرورانش و تمامی جماعت در اورشلیم مشورت کرده بودند که عید فصح را در ماه دوم نگاه دارند. bible_en_fa And they brought forth the he goats for the sin offering before the king and the congregation; and they laid their hands upon them: چونکه در آنوقت نتوانستند آن را نگاه دارند زیرا کاهنان خود راتقدیس کافی ننموده و قوم در اورشلیم جمع نشده بودند. bible_en_fa And the priests killed them, and they made reconciliation with their blood upon the altar, to make an atonement for all Israel: for the king commanded that the burnt offering and the sin offering should be made for all Israel. و این امر به نظر پادشاه و تمامی جماعت پسند آمد. bible_en_fa And he set the Levites in the house of the LORD with cymbals, with psalteries, and with harps, according to the commandment of David, and of Gad the king's seer, and Nathan the prophet: for so was the commandment of the LORD by his prophets. پس قرار دادند که در تمامی اسرائیل از بئرشبع تا دان ندا نمایند که بیایند وفصح را برای یهوه خدای اسرائیل در اورشلیم برپا نمایند زیرا مدت مدیدی بود که آن را به طوری که مکتوب است، نگاه نداشته بودند. bible_en_fa And the Levites stood with the instruments of David, and the priests with the trumpets. پس شاطران با مکتوبات از جانب پادشاه و سرورانش، برحسب فرمان پادشاه به تمامی اسرائیل و یهودارفته، گفتند: «ای بنی‌اسرائیل به سوی یهوه، خدای ابراهیم و اسحاق و اسرائیل باز گشت نمایید تا او به بقیه شما که از دست پادشاهان آشور رسته‌اید، رجوع نماید. bible_en_fa And Hezekiah commanded to offer the burnt offering upon the altar. And when the burnt offering began, the song of the LORD began also with the trumpets, and with the instruments ordained by David king of Israel. و مثل پدران وبرادران خود که به یهوه خدای پدران خویش خیانت ورزیدند، مباشید که ایشان را محل دهشت چنانکه می‌بینید گردانیده است. bible_en_fa And all the congregation worshipped, and the singers sang, and the trumpeters sounded: and all this continued until the burnt offering was finished. پس مثل پدران خود گردن خود را سخت مسازیدبلکه نزد خداوند تواضع نمایید و به قدس او که آن را تا ابدالاباد تقدیس نموده است داخل شده، یهوه خدای خود را عبادت نمایید تا حدت خشم او از شما برگردد. bible_en_fa And when they had made an end of offering, the king and all that were present with him bowed themselves, and worshipped. زیرا اگر به سوی خداوندبازگشت نمایید، برادران و پسران شما به نظرآنانی که ایشان را به اسیری برده‌اند، التفات خواهند یافت و به این زمین مراجعت خواهندنمود، زیرا که یهوه خدای شما مهربان و رحیم است و اگر به سوی او بازگشت نمایید روی خودرا از شما بر نخواهد گردانید.» bible_en_fa Moreover Hezekiah the king and the princes commanded the Levites to sing praise unto the LORD with the words of David, and of Asaph the seer. And they sang praises with gladness, and they bowed their heads and worshipped. پس شاطران شهر به شهر از زمین افرایم ومنسی تا زبولون گذشتند، لیکن بر ایشان استهزا وسخریه می‌نمودند. bible_en_fa Then Hezekiah answered and said, Now ye have consecrated yourselves unto the LORD, come near and bring sacrifices and thank offerings into the house of the LORD. And the congregation brought in sacrifices and thank offerings; and as many as were of a free heart burnt offerings. اما بعضی از اشیر و منسی و زبولون تواضع نموده، به اورشلیم آمدند. bible_en_fa And the number of the burnt offerings, which the congregation brought, was threescore and ten bullocks, an hundred rams, and two hundred lambs: all these were for a burnt offering to the LORD. ودست خدا بر یهودا بود که ایشان را یک دل بخشدتا فرمان پادشاه و سرورانش را موافق کلام خداوند بجا آورند. bible_en_fa And the consecrated things were six hundred oxen and three thousand sheep. پس گروه عظیمی در اورشلیم برای نگاه داشتن عید فطیر در ماه دوم جمع شدند وجماعت، بسیار بزرگ شد. bible_en_fa But the priests were too few, so that they could not flay all the burnt offerings: wherefore their brethren the Levites did help them, till the work was ended, and until the other priests had sanctified themselves: for the Levites were more upright in heart to sanctify themselves than the priests. و برخاسته، مذبح هایی را که در اورشلیم بود خراب کردند وهمه مذبح های بخور را خراب کرده، به وادی قدرون انداختند. bible_en_fa And also the burnt offerings were in abundance,with the fat of the peace offerings, and the drink offerings for every burnt offering. So the service of the house of the LORD was set in order. و در چهاردهم ماه دوم فصح را ذبح کردند و کاهنان و لاویان خجالت کشیده، خود را تقدیس نمودند و قربانی های سوختنی به خانه خداوند آوردند. bible_en_fa And Hezekiah rejoiced, and all the people, that God had prepared the people: for the thing was done suddenly. پس در جایهای خود به ترتیب خویش برحسب تورات موسی مرد خداایستادند و کاهنان خون را از دست لاویان گرفته، پاشیدند. bible_en_fa And Hezekiah sent to all Israel and Judah, and wrote letters also to Ephraim and Manasseh, that they should come to the house of the LORD at Jerusalem, to keep the passover unto the LORD God of Israel. زیرا چونکه بسیاری از جماعت بودند که خود را تقدیس ننموده بودند لاویان مامور شدند که قربانی های فصح را به جهت هرکه طاهر نشده بود ذبح نمایند و ایشان را برای خداوند تقدیس کنند. bible_en_fa For the king had taken counsel, and his princes, and all the congregation in Jerusalem, to keep the passover in the second month. زیرا گروهی عظیم ازقوم یعنی بسیار از افرایم و منسی و یساکار وزبولون طاهر نشده بودند و معهذا فصح راخوردند لکن نه موافق آنچه نوشته شده بود، زیراحزقیا برای ایشان دعا کرده، گفت: bible_en_fa For they could not keep it at that time, because the priests had not sanctified themselves sufficiently, neither had the people gathered themselves together to Jerusalem. «خداوندمهربان، هر کس را که دل خود را مهیا سازد تا خدایعنی یهوه خدای پدران خویش را طلب نمایدبیامرزد، اگرچه موافق طهارت قدس نباشد.» bible_en_fa And the thing pleased the king and all the congregation. وخداوند حزقیا را اجابت نموده، قوم را شفا داد. bible_en_fa So they established a decree to make proclamation throughout all Israel, from Beer-sheba even to Dan, that they should come to keep the passover unto the LORD God of Israel at Jerusalem: for they had not done it of a long time in such sort as it was written. پس بنی‌اسرائیل که در اورشلیم حاضر بودند، عید فطیر را هفت روز به شادی عظیم نگاه داشتندو لاویان و کاهنان خداوند را روز به روز به آلات تسبیح خداوند حمد می‌گفتند. bible_en_fa So the posts went with the letters from the king and his princes throughout all Israel and Judah, and according to the commandment of the king, saying, Ye children of Israel, turn again unto the LORD God of Abraham, Isaac, and Israel, and he will return to the remnant of you, that are escaped out of the hand of the kings of Assyria. و حزقیا به جمیع لاویانی که در خدمت خداوند نیکو ماهربودند، سخنان دلاویز گفت. پس هفت روزمرسوم عید را خوردند و ذبایح سلامتی گذرانیده، یهوه خدای پدران خود را تسبیح خواندند. bible_en_fa And be not ye like your fathers, and like your brethren, which trespassed against the LORD God of their fathers, who therefore gave them up to desolation, as ye see. و تمامی جماعت مشورت کردند که عید راهفت روز دیگر نگاه دارند. پس هفت روز دیگر رابا شادمانی نگاه داشتند. bible_en_fa Now be ye not stiffnecked, as your fathers were, but yield yourselves unto the LORD, and enter into his sanctuary, which he hath sanctified for ever: and serve the LORD your God, that the fierceness of his wrath may turn away from you. زیرا حزقیا، پادشاه یهودا هزار گاو و هفت هزار گوسفند به جماعت بخشید و سروران هزار گاو و ده هزار گوسفند به جماعت بخشیدند و بسیاری از کاهنان خویشتن را تقدیس نمودند. bible_en_fa For if ye turn again unto the LORD, your brethren and your children shall find compassion before them that lead them captive, so that they shall come again into this land: for the LORD your God is gracious and merciful, and will not turn away his face from you, if ye return unto him. و تمامی جماعت یهودا وکاهنان و لاویان و تمامی گروهی که از اسرائیل آمدند و غریبانی که از زمین اسرائیل آمدند و(غریبانی که ) در یهودا ساکن بودند، شادی کردند. bible_en_fa So the posts passed from city to city through the country of Ephraim and Manasseh even unto Zebulun: but they laughed them to scorn, and mocked them. و شادی عظیمی در اورشلیم رخ نمود زیرا که از ایام سلیمان بن داود، پادشاه اسرائیل مثل این در اورشلیم واقع نشده بود.پس لاویان کهنه برخاسته، قوم را برکت دادند و آواز ایشان مستجاب گردید و دعای ایشان به مسکن قدس اوبه آسمان رسید. bible_en_fa Nevertheless divers of Asher and Manasseh and of Zebulun humbled themselves, and came to Jerusalem. پس لاویان کهنه برخاسته، قوم را برکت دادند و آواز ایشان مستجاب گردید و دعای ایشان به مسکن قدس اوبه آسمان رسید. bible_en_fa Also in Judah the hand of God was to give them one heart to do the commandment of the king and of the princes, by the word of the LORD. و چون این همه تمام شد، جمیع اسرائیلیانی که در شهرهای یهوداحاضر بودند بیرون رفته، تمثالها را شکستند واشیریم را قطع نمودند و مکانهای بلند و مذبحهارا از تمامی یهودا و بنیامین و افرایم و منسی بالکل منهدم ساختند. پس تمامی بنی‌اسرائیل هرکس به ملک خویش به شهرهای خود برگشتند. bible_en_fa And there assembled at Jerusalem much people to keep the feast of unleavened bread in the second month, a very great congregation. و حزقیا فرقه های کاهنان و لاویان، رابرحسب اقسام ایشان قرار داد که هر کس ازکاهنان و لاویان موافق خدمت خود برای قربانی های سوختنی و ذبایح سلامتی و خدمت وتشکر و تسبیح به دروازه های اردوی خداوندحاضر شوند. bible_en_fa And they arose and took away the altars that were in Jerusalem, and all the altars for incense took they away, and cast them into the brook Kidron. و حصه پادشاه را از اموال خاصش برای قربانی های سوختنی معین کرد، یعنی برای قربانی های سوختنی صبح و شام وقربانی های سوختنی سبت‌ها و هلالها و موسمهابرحسب آنچه در تورات خداوند مکتوب بود. bible_en_fa Then they killed the passover on the fourteenth day of the second month: and the priests and the Levites were ashamed, and sanctified themselves, and brought in the burnt offerings into the house of the LORD. وبه قومی که در اورشلیم ساکن بودند، امر فرمود که حصه کاهنان و لاویان را بدهند تا به شریعت خداوند مواظب باشند. bible_en_fa And they stood in their place after their manner, according to the law of Moses the man of God: the priests sprinkled the blood, which they received of the hand of the Levites. و چون این امر شایع شد، بنی‌اسرائیل نوبر گندم و شیره و روغن وعسل و تمامی محصول زمین را به فراوانی دادند وعشر همه‌چیز را به کثرت آوردند. bible_en_fa For there were many in the congregation that were not sanctified: therefore the Levites had the charge of the killing of the passovers for every one that was not clean, to sanctify them unto the LORD. وبنی‌اسرائیل و یهودا که در شهرهای یهودا ساکن بودند نیز عشر گاوان و گوسفندان و عشرموقوفاتی که برای یهوه خدای ایشان وقف شده بود آورده، آنها را توده توده نمودند. bible_en_fa For a multitude of the people, even many of Ephraim, and Manasseh, Issachar, and Zebulun, had not cleansed themselves, yet did they eat the passover otherwise than it was written. But Hezekiah prayed for them, saying, The good LORD pardon every one و در ماه سوم به ساختن توده‌ها شروع نمودند، و در ماه هفتم آنها را تمام کردند. bible_en_fa That prepareth his heart to seek God, the LORD God of his fathers, though he be not cleansed according to the purification of the sanctuary. و چون حزقیا وسروران آمدند و توده‌ها را دیدند، خداوند رامتبارک خواندند و قوم او اسرائیل را مبارک خواندند. bible_en_fa And the LORD hearkened to Hezekiah, and healed the people. و حزقیا درباره توده‌ها از کاهنان ولاویان سوآل نمود. bible_en_fa And the children of Israel that were present at Jerusalem kept the feast of unleavened bread seven days with great gladness: and the Levites and the priests praised the LORD day by day, singing with loud instruments unto the LORD. و عزریا رئیس کهنه که ازخاندان صادوق بود او را جواب داد و گفت: «ازوقتی که قوم به آوردن هدایا برای خانه خداوندشروع کردند، خوردیم و سیر شدیم و بسیاری باقی گذاشتیم، زیرا خداوند قوم خود را برکت داده است و آنچه باقی‌مانده است، این مقدارعظیم است.» bible_en_fa And Hezekiah spake comfortably unto all the Levites that taught the good knowledge of the LORD: and they did eat throughout the feast seven days, offering peace offerings, and making confession to the LORD God of their fathers. پس حزقیا امر فرمود که انبارها در خانه خداوند مهیا سازند و مهیا ساختند. bible_en_fa And the whole assembly took counsel to keep other seven days: and they kept other seven days with gladness. و هدایا وعشرها و موقوفات را در آنها در مکان امانت گذاشتند و کوننیای لاوی بر آنها رئیس بود وبرادرش شمعی ثانی اثنین. bible_en_fa For Hezekiah king of Judah did give to the congregation a thousand bullocks and seven thousand sheep; and the princes gave to the congregation a thousand bullocks and ten thousand sheep: and a great number of priests sanctified themselves. و یحیئیل و عزریاو نحت و عسائیل و یریموت و یوزاباد و ایللئیل ویسمخیا و محت و بنایا برحسب تعیین حزقیاپادشاه و عزریا رئیس خانه خدا زیر دست کوننیاو برادرش شمعی وکلاء شدند. bible_en_fa And all the congregation of Judah, with the priests and the Levites, and all the congregation that came out of Israel, and the strangers that came out of the land of Israel, and that dwelt in Judah, rejoiced. و قوری ابن یمنه لاوی که دربان دروازه شرقی بود ناظر نوافل خدا شد تا هدایای خداوند و موقوفات مقدس راتقسیم نماید. bible_en_fa So there was great joy in Jerusalem: for since the time of Solomon the son of David king of Israel there was not the like in Jerusalem. و زیردست او عیدن و منیامین ویشوع و شمعیا و امریا و شکنیا در شهرهای کاهنان به وظیفه های امانتی مقرر شدند تا به برادران خود، خواه بزرگ و خواه کوچک، برحسب فرقه های ایشان برسانند. bible_en_fa Then the priests the Levites arose and blessed the people: and their voice was heard, and their prayer came up to his holy dwelling place, even unto heaven. علاوه برحصه یومیه ذکوری که در نسب نامه‌ها شمرده شده بودند، از سه ساله و بالاتر یعنی همه آنانی که به خانه خداوند داخل می‌شدند، برای خدمت های ایشان در وظیفه های ایشان برحسب فرقه های ایشان. bible_en_fa Now when all this was finished, all Israel that were present went out to the cities of Judah, and brake the images in pieces, and cut down the groves, and threw down the high places and the altars out of all Judah and Benjamin, in Ephraim also and Manasseh, until they had utterly destroyed them all. Then all the children of Israel returned, every man to his possession, into their own cities. (و حصه ) آنانی که در نسب نامه‌ها شمرده شده بود، از کاهنان برحسب خاندان آبای ایشان و از لاویان از بیست ساله وبالاتر در وظیفه های ایشان برحسب فرقه های ایشان. bible_en_fa And Hezekiah appointed the courses of the priests and the Levites after their courses, every man according to his service, the priests and Levites for burnt offerings and for peace offerings, to minister, and to give thanks, and to praise in the gates of the tents of the LORD. و (حصه ) جمیع اطفال و زنان و پسران و دختران ایشان که در تمامی جماعت درنسب نامه‌ها شمرده شده بودند، پس دروظیفه های امانتی خود خویشتن را تقدیس نمودند. bible_en_fa He appointed also the king's portion of his substance for the burnt offerings, to wit, for the morning and evening burnt offerings, and the burnt offerings for the sabbaths, and for the new moons, and for the set feasts, as it is written in the law of the LORD. و نیز برای پسران هارون کهنه که درزمینهای حوالی شهرهای خود ساکن بودند، کسان، شهر به شهر به نامهای خود معین شدند تابه همه ذکوران کهنه و به همه لاویانی که درنسب نامه‌ها شمرده شده بودند حصه‌ها بدهند. bible_en_fa Moreover he commanded the people that dwelt in Jerusalem to give the portion of the priests and the Levites, that they might be encouraged in the law of the LORD. پس حزقیا در تمامی یهودا به اینطور عمل نمود و آنچه در نظر یهوه خدایش نیکو و پسند وامین بود بجا آورد.و در هر کاری که در خدمت خانه خدا و در شرایع و اوامر برای طلبیدن خدای خود اقدام نمود آن را به تمامی دل خود به عمل آورد و کامیاب گردید. bible_en_fa And as soon as the commandment came abroad, the children of Israel brought in abundance the firstfruits of corn, wine, and oil, and honey, and of all the increase of the fields; and the tithe of all things brought they in abundantly. و در هر کاری که در خدمت خانه خدا و در شرایع و اوامر برای طلبیدن خدای خود اقدام نمود آن را به تمامی دل خود به عمل آورد و کامیاب گردید. bible_en_fa And concerning the children of Israel and Judah, that dwelt in the cities of Judah, they also brought in the tithe of oxen and sheep, and the tithe of holy things which were consecrated unto the LORD their God, and laid them by heaps. و بعد از این امور و این امانت، سنخاریب، پادشاه آشور آمده، به یهودا داخل شد، و به ضد شهرهای حصارداراردو زده، خواست که آنها را برای خود مفتوح نماید. bible_en_fa In the third month they began to lay the foundation of the heaps, and finished them in the seventh month. و چون حزقیا دید که سنخاریب آمده است و قصد مقاتله با اورشلیم دارد، bible_en_fa And when Hezekiah and the princes came and saw the heaps, they blessed the LORD, and his people Israel. آنگاه باسرداران و شجاعان خود مشورت کرد که آب چشمه های بیرون شهر را مسدود نماید. پس اورااعانت کردند. bible_en_fa Then Hezekiah questioned with the priests and the Levites concerning the heaps. و خلق بسیاری جمع شده، همه چشمه‌ها و نهری را که از میان زمین جاری بودمسدود کردند، و گفتند: «چرا باید پادشاهان آشور بیایند و آب فراوان بیابند؟» bible_en_fa And Azariah the chief priest of the house of Zadok answered him, and said, Since the people began to bring the offerings into the house of the LORD, we have had enough to eat, and have left plenty: for the LORD hath blessed his people; and that which is left is this great store. پس خویشتن را تقویت داده، تمامی حصار را که شکسته بود، تعمیر نمود و آن را تا برجها بلند نمود و حصاردیگری بیرون آن بنا کرد و ملو را در شهر داودمستحکم نمود و اسلحه‌ها و سپرهای بسیاری ساخت. bible_en_fa Then Hezekiah commanded to prepare chambers in the house of the LORD; and they prepared them, و سرداران جنگی بر قوم گماشت وایشان را در جای وسیع نزد دروازه شهر جمع کرده، سخنان دلاویز به ایشان گفت bible_en_fa And brought in the offerings and the tithes and the dedicated things faithfully: over which Cononiah the Levite was ruler, and Shimei his brother was the next. که «دلیر وقوی باشید! و از پادشاه آشور و تمامی جمیعتی که با وی هستند، ترسان و هراسان مشوید! زیرا آنکه با ماست از آنکه با وی است قوی تر می‌باشد. bible_en_fa And Jehiel, and Azaziah, and Nahath, and Asahel, and Jerimoth, and Jozabad, and Eliel, and Ismachiah, and Mahath, and Benaiah, were overseers under the hand of Cononiah and Shimei his brother, at the commandment of Hezekiah the king, and Azariah the ruler of the house of God. با او بازوی بشری است و با ما یهوه خدای مااست تا ما را نصرت دهد و در جنگهای ما جنگ کند.» پس قوم بر سخنان حزقیا پادشاه یهودااعتماد نمودند. bible_en_fa And Kore the son of Imnah the Levite, the porter toward the east, was over the freewill offerings of God, to distribute the oblations of the LORD, and the most holy things. و بعد از آن سنخاریب، پادشاه آشور، بندگان خود را به اورشلیم فرستاد و خودش با تمامی حشمتش در برابر لاکیش بودند که به حزقیاپادشاه یهودا و تمامی یهودا که در اورشلیم بودند، بگویند: bible_en_fa And next him were Eden, and Miniamin, and Jeshua, and Shemaiah, Amariah, and Shecaniah, in the cities of the priests, in their set office, to give to their brethren by courses, as well to the great as to the small: «سنخاریب پادشاه آشورچنین می‌فرماید: بر چه چیز اعتماد دارید که درمحاصره در اورشلیم می‌مانید؟ bible_en_fa Beside their genealogy of males, from three years old and upward, even unto every one that entereth into the house of the LORD, his daily portion for their service in their charges according to their courses; آیا حزقیا شمارا اغوا نمی کند تا شما را با قحط و تشنگی به موت تسلیم نماید که می‌گوید: یهوه خدای ما، مارا از دست پادشاه آشور رهایی خواهد داد؟ bible_en_fa Both to the genealogy of the priests by the house of their fathers, and the Levites from twenty years old and upward, in their charges by their courses; آیا همین حزقیا مکانهای بلند و مذبحهای اورا منهدم نساخته، و به یهودا و اورشلیم امرنفرموده و نگفته است که پیش یک مذبح سجده نمایید و بر آن بخور بسوزانید؟ bible_en_fa And to the genealogy of all their little ones, their wives, and their sons, and their daughters, through all the congregation: for in their set office they sanctified themselves in holiness: آیا نمی دانیدکه من و پدرانم به همه طوایف کشورها چه کرده‌ایم؟ مگر خدایان امت های آن کشورها هیچ قدرتی داشتند که زمین خود را از دست من برهانند؟ bible_en_fa Also of the sons of Aaron the priests, which were in the fields of the suburbs of their cities, in every several city, the men that were expressed by name, to give portions to all the males among the priests, and to all that were reckoned by genealogies among the Levites. کدام‌یک از همه خدایان این امت هایی که پدران من آنها را هلاک ساخته‌اند، قادر بر رهانیدن قوم خود از دست من بود تاخدای شما قادر باشد که شما را از دست من رهایی دهد؟ bible_en_fa And thus did Hezekiah throughout all Judah, and wrought that which was good and right and truth before the LORD his God. پس حال، حزقیا شما را فریب ندهد و شما را به اینطور اغوا ننماید و بر اواعتماد منمایید، زیرا هیچ خدا از خدایان جمیع امت‌ها و ممالک قادر نبوده است که قوم خود را ازدست من و از دست پدرانم رهایی دهد، پس به طریق اولی خدای شما شما را از دست من نخواهد رهانید.» bible_en_fa And in every work that he began in the service of the house of God, and in the law, and in the commandments, to seek his God, he did it with all his heart, and prospered. و بندگانش سخنان زیاده به ضد یهوه خدا وبه ضد بنده‌اش حزقیا گفتند. bible_en_fa After these things, and the establishment thereof, Sennacherib king of Assyria came, and entered into Judah, and encamped against the fenced cities, and thought to win them for himself. و مکتوبی نیزنوشته، یهوه خدای اسرائیل را اهانت نمود و به ضد وی حرف زده، گفت: «چنانکه خدایان امت های کشورها قوم خود را از دست من رهایی ندادند، همچنین خدای حزقیا قوم خویش را ازدست من نخواهد رهانید.» bible_en_fa And when Hezekiah saw that Sennacherib was come, and that he was purposed to fight against Jerusalem, و به آواز بلند به زبان یهود به اهل اورشلیم که بر دیوار بودند، ندادر‌دادند تا ایشان را ترسان و مشوش ساخته، شهررا بگیرند. bible_en_fa He took counsel with his princes and his mighty men to stop the waters of the fountains which were without the city: and they did help him. و درباره خدای اورشلیم مثل خدایان امت های جهان که مصنوع دست آدمیان می‌باشند، سخن‌گفتند. bible_en_fa So there was gathered much people together, who stopped all the fountains, and the brook that ran through the midst of the land, saying, Why should the kings of Assyria come, and find much water? پس حزقیا پادشاه و اشعیاء ابن آموص نبی درباره این دعا کردند و به سوی آسمان فریادبرآوردند. bible_en_fa Also he strengthened himself, and built up all the wall that was broken, and raised it up to the towers, and another wall without, and repaired Millo in the city of David, and made darts and shields in abundance. و خداوند فرشته‌ای فرستاده، همه شجاعان جنگی و روسا و سرداران را که دراردوی پادشاه آشور بودند، هلاک ساخت و او باروی شرمنده به زمین خود مراجعت نمود. وچون به خانه خدای خویش داخل شد، آنانی که از صلبش بیرون آمده بودند، او را در آنجا به شمشیر کشتند. bible_en_fa And he set captains of war over the people, and gathered them together to him in the street of the gate of the city, and spake comfortably to them, saying, پس خداوند حزقیا و سکنه اورشلیم را از دست سنحاریب پادشاه آشور و ازدست همه رهایی داده، ایشان را از هر طرف نگاهداری نمود. bible_en_fa Be strong and courageous, be not afraid nor dismayed for the king of Assyria, nor for all the multitude that is with him: for there be more with us than with him: و بسیاری هدایا به اورشلیم برای خداوند و پیشکشها برای حزقیا پادشاه یهودا آوردند و او بعد از آن به نظر همه امت هامحترم شد. bible_en_fa With him is an arm of flesh; but with us is the LORD our God to help us, and to fight our battles. And the people rested themselves upon the words of Hezekiah king of Judah. و در آن ایام حزقیا بیمار و مشرف به موت شد. اما چون نزد خداوند دعا نمود، او با وی تکلم کرد و وی را علامتی داد. bible_en_fa After this did Sennacherib king of Assyria send his servants to Jerusalem, (but he himself laid siege against Lachish, and all his power with him,) unto Hezekiah king of Judah, and unto all Judah that were at Jerusalem, saying, لیکن حزقیا موافق احسانی که به وی داده شده بود، عمل ننمود زیرادلش مغرور شد و غضب بر او و یهودا و اورشلیم افروخته گردید. bible_en_fa Thus saith Sennacherib king of Assyria, Whereon do ye trust, that ye abide in the siege in Jerusalem? اما حزقیا با ساکنان اورشلیم، از غرور دلش تواضع نمود، لهذا غضب خداونددر ایام حزقیا بر ایشان نازل نشد. bible_en_fa Doth not Hezekiah persuade you to give over yourselves to die by famine and by thirst, saying, The LORD our God shall deliver us out of the hand of the king of Assyria? و حزقیا دولت و حشمت بسیار عظیمی داشت و به جهت خود مخزنها برای نقره و طلا وسنگهای گرانبها و عطریات و سپرها و هر گونه اسباب نفیسه ساخت. bible_en_fa Hath not the same Hezekiah taken away his high places and his altars, and commanded Judah and Jerusalem, saying, Ye shall worship before one altar, and burn incense upon it? و انبارها برای محصولات از گندم و شیره و روغن و آخرها برای انواع بهایم و آغلها به جهت گله‌ها. bible_en_fa Know ye not what I and my fathers have done unto all the people of other lands? were the gods of the nations of those lands any ways able to deliver their lands out of mine hand? و به جهت خود شهرها ساخت و مواشی گله‌ها و رمه های بسیار تحصیل نمود زیرا خدا اندوخته های بسیارفراوان به او عطا فرمود. bible_en_fa Who was there among all the gods of those nations that my fathers utterly destroyed, that could deliver his people out of mine hand, that your God should be able to deliver you out of mine hand? و همین حزقیا منبع عالی آب جیحون را مسدود ساخته، آن را به راه راست به طرف غربی شهر داود فرود آورد. پس حزقیا در تمامی اعمالش کامیاب شد. bible_en_fa Now therefore let not Hezekiah deceive you, nor persuade you on this manner, neither yet believe him: for no god of any nation or kingdom was able to deliver his people out of mine hand, and out of the hand of my fathers: how much less shall your God deliver you out of mine hand? اما درامر ایلچیان سرداران بابل که نزد وی فرستاده شده بودند تا درباره آیتی که در زمین ظاهر شده بودپرسش نمایند، خدا او را واگذاشت تا او راامتحان نماید و هر‌چه در دلش بود بداند. bible_en_fa And his servants spake yet more against the LORD God, and against his servant Hezekiah. و بقیه وقایع حزقیا و حسنات او اینک دررویای اشعیا ابن آموص نبی و در تواریخ پادشاهان یهودا و اسرائیل مکتوب است.پس حزقیا با پدران خود خوابید و او را در بلندی مقبره پسران داود دفن کردند، و تمامی یهودا وساکنان اورشلیم او را در حین وفاتش اکرام نمودند، و پسرش منسی در جایش سلطنت نمود. bible_en_fa He wrote also letters to rail on the LORD God of Israel, and to speak against him, saying, As the gods of the nations of other lands have not delivered their people out of mine hand, so shall not the God of Hezekiah deliver his people out of mine hand. پس حزقیا با پدران خود خوابید و او را در بلندی مقبره پسران داود دفن کردند، و تمامی یهودا وساکنان اورشلیم او را در حین وفاتش اکرام نمودند، و پسرش منسی در جایش سلطنت نمود. bible_en_fa Then they cried with a loud voice in the Jews' speech unto the people of Jerusalem that were on the wall, to affright them, and to trouble them; that they might take the city. منسی دوازده ساله بود که پادشاه شد وپنجاه و پنج سال در اورشلیم سلطنت نمود. bible_en_fa And they spake against the God of Jerusalem, as against the gods of the people of the earth, which were the work of the hands of man. و آنچه در نظر خداوند ناپسند بود، موافق رجاسات امت هایی که خداوند آنها را از حضوربنی‌اسرائیل اخراج کرده بود، عمل نمود. bible_en_fa And for this cause Hezekiah the king, and the prophet Isaiah the son of Amoz, prayed and cried to heaven. زیرامکانهای بلند را که پدرش حزقیا خراب کرده بود، بار دیگر بنا نمود و مذبحها برای بعلیم برپا کرد واشیره‌ها بساخت و به تمامی لشکر آسمان سجده نموده، آنها را عبادت کرد. bible_en_fa And the LORD sent an angel, which cut off all the mighty men of valour, and the leaders and captains in the camp of the king of Assyria. So he returned with shame of face to his own land. And when he was come into the house of his god, they that came forth of his own bowels slew him there with the sword. و مذبح‌ها در خانه خداوند بنا نمود که درباره‌اش خداوند گفته بود: «اسم من در اورشلیم تا به ابد خواهد بود.» bible_en_fa Thus the LORD saved Hezekiah and the inhabitants of Jerusalem from the hand of Sennacherib the king of Assyria, and from the hand of all other, and guided them on every side. ومذبح‌ها برای تمامی لشکر آسمان در هر دوصحن خانه خداوند بنا نمود. bible_en_fa And many brought gifts unto the LORD to Jerusalem, and presents to Hezekiah king of Judah: so that he was magnified in the sight of all nations from thenceforth. و پسران خود رادر وادی ابن هنوم از آتش گذرانید و فالگیری وافسونگری و جادوگری می‌کرد و با اصحاب اجنه و جادوگران مراوده می‌نمود و در نظرخداوند شرارت بسیار ورزیده، خشم او را به هیجان آورد. bible_en_fa In those days Hezekiah was sick to the death, and prayed unto the LORD: and he spake unto him, and he gave him a sign. و تمثال ریخته شده بت را که ساخته بود، در خانه خداوند برپا داشت که درباره‌اش خدا به داود و به پسرش سلیمان گفته بود: «در این خانه و در اورشلیم که آن را از تمامی اسباط بنی‌اسرائیل برگزیده‌ام، اسم خود را تا به ابد قرار خواهم داد. bible_en_fa But Hezekiah rendered not again according to the benefit done unto him; for his heart was lifted up: therefore there was wrath upon him, and upon Judah and Jerusalem. و پایهای اسرائیل را اززمینی که مقر پدران شما ساخته‌ام، بار دیگر آواره نخواهم گردانید، به شرطی که توجه نمایند تابرحسب هر‌آنچه به ایشان امر فرموده‌ام و برحسب تمامی شریعت و فرایض و احکامی که به‌دست موسی داده‌ام، عمل نمایند.» bible_en_fa Notwithstanding Hezekiah humbled himself for the pride of his heart, both he and the inhabitants of Jerusalem, so that the wrath of the LORD came not upon them in the days of Hezekiah. امامنسی، یهودا و ساکنان اورشلیم را اغوا نمود تا ازامت هایی که خداوند پیش بنی‌اسرائیل هلاک کرده بود، بدتر رفتار نمودند. bible_en_fa And Hezekiah had exceeding much riches and honour: and he made himself treasuries for silver, and for gold, and for precious stones, and for spices, and for shields, and for all manner of pleasant jewels; و خداوند به منسی و به قوم او تکلم نمود، اما ایشان گوش نگرفتند. bible_en_fa Storehouses also for the increase of corn, and wine, and oil; and stalls for all manner of beasts, and cotes for flocks. پس خداوندسرداران لشکر آشور را بر ایشان آورد و منسی رابا غلها گرفته، او را به زنجیرها بستند و به بابل بردند. bible_en_fa Moreover he provided him cities, and possessions of flocks and herds in abundance: for God had given him substance very much. و چون در تنگی بود یهوه خدای خود راطلب نمود و به حضور خدای پدران خویش بسیار تواضع نمود. bible_en_fa This same Hezekiah also stopped the upper watercourse of Gihon, and brought it straight down to the west side of the city of David. And Hezekiah prospered in all his works. و چون از او مسالت نمودوی را اجابت نموده، تضرع او را شنید و به مملکتش به اورشلیم باز آورد، آنگاه منسی دانست که یهوه خدا است. bible_en_fa Howbeit in the business of the ambassadors of the princes of Babylon, who sent unto him to inquire of the wonder that was done in the land, God left him, to try him, that he might know all that was in his heart. و بعد از این حصار بیرونی شهر داود را به طرف غربی جیحون در وادی تا دهنه دروازه ماهی بنا نمود و دیواری گرداگرد عوفل کشیده، آن را بسیار بلند ساخت و سرداران جنگی بر همه شهرهای حصاردار یهودا قرار داد. bible_en_fa Now the rest of the acts of Hezekiah, and his goodness, behold, they are written in the vision of Isaiah the prophet, the son of Amoz, and in the book of the kings of Judah and Israel. و خدایان بیگانه و بت را از خانه خداوند و تمامی مذبحها راکه در کوه خانه خداوند و در اورشلیم ساخته بودبرداشته، آنها را از شهر بیرون ریخت. bible_en_fa And Hezekiah slept with his fathers, and they buried him in the chiefest of the sepulchres of the sons of David: and all Judah and the inhabitants of Jerusalem did him honour at his death. And Manasseh his son reigned in his stead. و مذبح خداوند را تعمیر نموده، ذبایح سلامتی و تشکربر آن گذرانیدند و یهودا را امر فرمود که یهوه خدای اسرائیل را عبادت نمایند. bible_en_fa Manasseh was twelve years old when he began to reign, and he reigned fifty and five years in Jerusalem: اما قوم هنوزدر مکانهای بلند قربانی می‌گذرانیدند لیکن فقطبرای یهوه خدای خود. bible_en_fa But did that which was evil in the sight of the LORD, like unto the abominations of the heathen, whom the LORD had cast out before the children of Israel. و بقیه وقایع منسی و دعایی که نزد خدای خود کرد و سخنان رائیانی که به اسم یهوه خدای اسرائیل به او گفتند، اینک در تواریخ پادشاهان اسرائیل مکتوب است. bible_en_fa For he built again the high places which Hezekiah his father had broken down, and he reared up altars for Baalim, and made groves, and worshipped all the host of heaven, and served them. و دعای او ومستجاب شدنش و تمامی گناه و خیانتش وجایهایی که مکانهای بلند در آنها ساخت واشیره‌ها و بتهایی که قبل از متواضع شدنش برپانمود، اینک در اخبار حوزای مکتوب است. bible_en_fa Also he built altars in the house of the LORD, whereof the LORD had said, In Jerusalem shall my name be for ever. پس منسی با پدران خود خوابید و او را در خانه خودش دفن کردند و پسرش آمون در جایش پادشاه شد. bible_en_fa And he built altars for all the host of heaven in the two courts of the house of the LORD. آمون بیست و دو ساله بود که پادشاه شد ودو سال در اورشلیم پادشاهی کرد. bible_en_fa And he caused his children to pass through the fire in the valley of the son of Hinnom: also he observed times, and used enchantments, and used witchcraft, and dealt with a familiar spirit, and with wizards: he wrought much evil in the sight of the LORD, to provoke him to anger. و آنچه درنظر خداوند ناپسند بود، موافق آنچه پدرش منسی کرده بود، به عمل آورد و آمون برای جمیع بتهایی که پدرش منسی ساخته بود، قربانی گذرانیده، آنها را پرستش کرد. bible_en_fa And he set a carved image, the idol which he had made, in the house of God, of which God had said to David and to Solomon his son, In this house, and in Jerusalem, which I have chosen before all the tribes of Israel, will I put my name for ever: و به حضورخداوند تواضع ننمود، چنانکه پدرش منسی تواضع نموده بود بلکه این آمون زیاده و زیاده عصیان ورزید. bible_en_fa Neither will I any more remove the foot of Israel from out of the land which I have appointed for your fathers; so that they will take heed to do all that I have commanded them, according to the whole law and the statutes and the ordinances by the hand of Moses. پس خادمانش بر او شوریده، او را در خانه خودش کشتند.و اهل زمین همه کسانی را که بر آمون پادشاه شوریده بودند، به قتل رسانیدند و اهل زمین پسرش یوشیا را در جایش به پادشاهی نصب کردند. bible_en_fa So Manasseh made Judah and the inhabitants of Jerusalem to err, and to do worse than the heathen, whom the LORD had destroyed before the children of Israel. و اهل زمین همه کسانی را که بر آمون پادشاه شوریده بودند، به قتل رسانیدند و اهل زمین پسرش یوشیا را در جایش به پادشاهی نصب کردند. bible_en_fa And the LORD spake to Manasseh, and to his people: but they would not hearken. یوشیا هشت ساله بود که پادشاه شد ودر اورشلیم سی و یکسال سلطنت نمود. bible_en_fa Wherefore the LORD brought upon them the captains of the host of the king of Assyria, which took Manasseh among the thorns, and bound him with fetters, and carried him to Babylon. و آنچه در نظر خداوند پسند بود، به عمل آورد و به طریق های پدر خود داود سلوک نموده، به طرف راست یا چپ انحراف نورزید. bible_en_fa And when he was in affliction, he besought the LORD his God, and humbled himself greatly before the God of his fathers, و درسال هشتم سلطنت خود، حینی که هنوز جوان بود، به طلبیدن خدای پدر خود داود شروع کرد ودر سال دوازدهم به طاهر ساختن یهودا واورشلیم از مکان های بلند و اشیره‌ها و تمثالها وبتها آغاز نمود. bible_en_fa And prayed unto him: and he was intreated of him, and heard his supplication, and brought him again to Jerusalem into his kingdom. Then Manasseh knew that the LORD he was God. و مذبح های بعلیم را به حضوروی منهدم ساختند، و تماثیل شمس را که بر آنهابود قطع نمود، و اشیره‌ها و تمثالها و بتهای ریخته شده را شکست، و آنها را خرد کرده، برروی قبرهای آنانی که برای آنها قربانی می‌گذرانیدند، پاشید. bible_en_fa Now after this he built a wall without the city of David, on the west side of Gihon, in the valley, even to the entering in at the fish gate, and compassed about Ophel, and raised it up a very great height, and put captains of war in all the fenced cities of Judah. و استخوانهای کاهنان رابر مذبح های خودشان سوزانید. پس یهودا واورشلیم را طاهر نمود. bible_en_fa And he took away the strange gods, and the idol out of the house of the LORD, and all the altars that he had built in the mount of the house of the LORD, and in Jerusalem, and cast them out of the city. و در شهرهای منسی وافرایم و شمعون حتی نفتالی نیز در خرابه هایی که به هر طرف آنها بود (همچنین کرد). bible_en_fa And he repaired the altar of the LORD, and sacrificed thereon peace offerings and thank offerings, and commanded Judah to serve the LORD God of Israel. و مذبح هارا منهدم ساخت و اشیره‌ها و تمثالها را کوبیده، نرم کرد و همه تمثالهای شمس را در تمامی زمین اسرائیل قطع نموده، به اورشلیم مراجعت کرد. bible_en_fa Nevertheless the people did sacrifice still in the high places, yet unto the LORD their God only. و در سال هجدهم سلطنت خود، بعد از آنکه زمین و خانه را طاهر ساخته بود، شافان بن اصلیا ومعسیا رئیس شهر و یوآخ بن یوآحاز وقایع نگاررا برای تعمیر خانه یهوه خدای خود فرستاد. bible_en_fa Now the rest of the acts of Manasseh, and his prayer unto his God, and the words of the seers that spake to him in the name of the LORD God of Israel, behold, they are written in the book of the kings of Israel. ونزد حلقیای رئیس کهنه آمدند و نقره‌ای را که به خانه خدا درآورده شده، و لاویان مستحفظان آستانه، آن را از دست منسی و افرایم و تمامی بقیه اسرائیل و تمامی یهودا و بنیامین و ساکنان اورشلیم جمع کرده بودند، به او تسلیم نمودند. bible_en_fa His prayer also, and how God was intreated of him, and all his sin, and his trespass, and the places wherein he built high places, and set up groves and graven images, before he was humbled: behold, they are written among the sayings of the seers. و آن را به‌دست سرکارانی که بر خانه خداوندگماشته شده بودند، سپردند تا آن را به عمله هایی که در خانه خداوند کار می‌کردند، به جهت اصلاح و تعمیر خانه بدهند. bible_en_fa So Manasseh slept with his fathers, and they buried him in his own house: and Amon his son reigned in his stead. پس آن را به نجاران و بنایان دادند تا سنگهای تراشیده وچوب به جهت اردیها و تیرها برای خانه هایی که پادشاهان یهودا آنها را خراب کرده بودند، بخرند. bible_en_fa Amon was two and twenty years old when he began to reign, and reigned two years in Jerusalem. و آن مردان، کار را به امانت بجا می‌آوردند، وسرکاران ایشان که نظارت می‌کردند، یحت وعوبدیای لاویان از بنی مراری و زکریا و مشلام ازبنی قهاتیان بودند، و نیز از لاویان هر‌که به آلات موسیقی ماهر بود. bible_en_fa But he did that which was evil in the sight of the LORD, as did Manasseh his father: for Amon sacrificed unto all the carved images which Manasseh his father had made, and served them; و ایشان ناظران حمالان ووکلاء بر همه آنانی که در هر گونه‌ای خدمت، اشتغال داشتند بودند، و از لاویان کاتبان وسرداران و دربانان بودند. bible_en_fa And humbled not himself before the LORD, as Manasseh his father had humbled himself; but Amon trespassed more and more. و چون نقره‌ای را که به خانه خداوند آورده شده بود، بیرون می‌بردند، حلقیای کاهن، کتاب تورات خداوند را که به واسطه موسی (نازل شده )بود پیدا کرد. bible_en_fa And his servants conspired against him, and slew him in his own house. و حلقیا شافان کاتب را خطاب کرده، گفت: «کتاب تورات را در خانه خداوندیافته‌ام.» و حلقیا آن کتاب را به شافان داد. bible_en_fa But the people of the land slew all them that had conspired against king Amon; and the people of the land made Josiah his son king in his stead. وشافان آن کتاب را نزد پادشاه برد و نیز به پادشاه خبر رسانیده، گفت: «هر‌آنچه به‌دست بندگانت سپرده شده است آن را بجا می‌آورند.» bible_en_fa Josiah was eight years old when he began to reign, and he reigned in Jerusalem one and thirty years. ونقره‌ای را که در خانه خداوند یافت شد، بیرون آوردند و آن را به‌دست سرکاران و به‌دست عمله‌ها دادند. bible_en_fa And he did that which was right in the sight of the LORD, and walked in the ways of David his father, and declined neither to the right hand, nor to the left. و شافان کاتب پادشاه را خبرداده، گفت: «حلقیای کاهن کتابی به من داده است.» پس شافان آن را به حضور پادشاه خواند. bible_en_fa For in the eighth year of his reign, while he was yet young, he began to seek after the God of David his father: and in the twelfth year he began to purge Judah and Jerusalem from the high places, and the groves, and the carved images, and the molten images. و چون پادشاه سخنان تورات را شنید، لباس خود را درید. bible_en_fa And they brake down the altars of Baalim in his presence; and the images, that were on high above them, he cut down; and the groves, and the carved images, and the molten images, he brake in pieces, and made dust of them, and strowed it upon the graves of them that had sacrificed unto them. و پادشاه، حلقیای کاهن واخیقام بن شافان و عبدون بن میکا و شافان کاتب وعسایا خادم پادشاه را امر فرموده، گفت: bible_en_fa And he burnt the bones of the priests upon their altars, and cleansed Judah and Jerusalem. «بروید و از خداوند برای من و برای بقیه اسرائیل و یهودا درباره سخنانی که در این کتاب یافت می‌شود، مسئلت نمایید زیرا غضب خداوند که بر ما ریخته شده است، عظیم می‌باشدچونکه پدران ما کلام خداوند را نگاه نداشتند و به هر‌آنچه در این کتاب مکتوب است عمل ننمودند.» bible_en_fa And so did he in the cities of Manasseh, and Ephraim, and Simeon, even unto Naphtali, with their mattocks round about. پس حلقیا و آنانی که پادشاه ایشان را امر فرمود، نزد حلده نبیه زن شلوم بن توقهه بن حسره لباس دار رفتند، و او در محله دوم اورشلیم ساکن بود و او را بدین مضمون سخن‌گفتند. bible_en_fa And when he had broken down the altars and the groves, and had beaten the graven images into powder, and cut down all the idols throughout all the land of Israel, he returned to Jerusalem. واو به ایشان گفت: «یهوه خدای اسرائیل چنین می‌فرماید: به کسی‌که شما را نزد من فرستاده است بگویید: bible_en_fa Now in the eighteenth year of his reign, when he had purged the land, and the house, he sent Shaphan the son of Azaliah, and Maaseiah the governor of the city, and Joah the son of Joahaz the recorder, to repair the house of the LORD his God. خداوند چنین می‌فرماید: اینک من بلایی بر این مکان و ساکنانش خواهم رسانید، یعنی همه لعنتهایی که در این کتاب که آن را به حضور پادشاه یهودا خواندند، مکتوب است. bible_en_fa And when they came to Hilkiah the high priest, they delivered the money that was brought into the house of God, which the Levites that kept the doors had gathered of the hand of Manasseh and Ephraim, and of all the remnant of Israel, and of all Judah and Benjamin; and they returned to Jerusalem. چونکه مرا ترک کرده، برای خدایان دیگربخور‌سوزانیدند تا به تمامی اعمال دستهای خودخشم مرا به هیجان بیاورند، پس غضب من بر این مکان افروخته شده، خاموشی نخواهد پذیرفت. bible_en_fa And they put it in the hand of the workmen that had the oversight of the house of the LORD, and they gave it to the workmen that wrought in the house of the LORD, to repair and amend the house: لیکن به پادشاه یهودا که شما را به جهت مسئلت نمودن از خداوند فرستاده است، بگویید: یهوه خدای اسرائیل چنین می‌فرماید: درباره سخنانی که شنیده‌ای، bible_en_fa Even to the artificers and builders gave they it, to buy hewn stone, and timber for couplings, and to floor the houses which the kings of Judah had destroyed. چونکه دل تو نرم بود وهنگامی که کلام خداوند را درباره این مکان وساکنانش شنیدی، در حضور وی تواضع نمودی و به حضور من متواضع شده، لباس خود رادریدی و به حضور من گریستی، بنابراین خداوندمی گوید: من نیز تو را اجابت فرمودم. bible_en_fa And the men did the work faithfully: and the overseers of them were Jahath and Obadiah, the Levites, of the sons of Merari; and Zechariah and Meshullam, of the sons of the Kohathites, to set it forward; and other of the Levites, all that could skill of instruments of musick. اینک من تو را نزد پدرانت جمع خواهم کرد و در قبر خودبه سلامتی گذارده خواهی شد، و چشمان توتمامی بلا را که من بر این مکان و ساکنانش می رسانم نخواهد دید.» پس ایشان نزد پادشاه جواب آوردند. bible_en_fa Also they were over the bearers of burdens, and were overseers of all that wrought the work in any manner of service: and of the Levites there were scribes, and officers, and porters. و پادشاه فرستاد که تمامی مشایخ یهودا واورشلیم را جمع کردند. bible_en_fa And when they brought out the money that was brought into the house of the LORD, Hilkiah the priest found a book of the law of the LORD given by Moses. و پادشاه و تمامی مردان یهودا و ساکنان اورشلیم و کاهنان و لاویان و تمامی قوم، چه کوچک و چه بزرگ، به خانه خداوند برآمدند و او همه سخنان کتاب عهدی راکه در خانه خداوند یافت شد، در گوش ایشان خواند. bible_en_fa And Hilkiah answered and said to Shaphan the scribe, I have found the book of the law in the house of the LORD. And Hilkiah delivered the book to Shaphan. و پادشاه بر منبر خود ایستاد و به حضور خداوند عهد بست که خداوند را پیروی نموده، اوامر و شهادات و فرایض او را به تمامی دل و تمامی جان نگاه دارند و سخنان این عهد راکه در این کتاب مکتوب است، بجا آورند. bible_en_fa And Shaphan carried the book to the king, and brought the king word back again, saying, All that was committed to thy servants, they do it. وهمه آنانی را که در اورشلیم و بنیامین حاضربودند، بر این متمکن ساخت و ساکنان اورشلیم، برحسب عهد خدا یعنی خدای پدران خود، عمل نمودند.و یوشیا همه رجاسات را ازتمامی زمینهایی که از آن بنی‌اسرائیل بودبرداشت، و همه کسانی را که در اسرائیل یافت شدند، تحریض نمود که یهوه خدای خود راعبادت نمایند و ایشان در تمامی ایام او از متابعت یهوه خدای پدران خود انحراف نورزیدند. bible_en_fa And they have gathered together the money that was found in the house of the LORD, and have delivered it into the hand of the overseers, and to the hand of the workmen. و یوشیا همه رجاسات را ازتمامی زمینهایی که از آن بنی‌اسرائیل بودبرداشت، و همه کسانی را که در اسرائیل یافت شدند، تحریض نمود که یهوه خدای خود راعبادت نمایند و ایشان در تمامی ایام او از متابعت یهوه خدای پدران خود انحراف نورزیدند. bible_en_fa Then Shaphan the scribe told the king, saying, Hilkiah the priest hath given me a book. And Shaphan read it before the king. و یوشیا عید فصحی در اورشلیم برای خداوند نگاه داشت، و فصح را درچهاردهم ماه اول در اورشلیم ذبح نمودند. bible_en_fa And it came to pass, when the king had heard the words of the law, that he rent his clothes. وکاهنان را بر وظایف ایشان قرار داده، ایشان رابرای خدمت خانه خداوند قوی‌دل ساخت. bible_en_fa And the king commanded Hilkiah, and Ahikam the son of Shaphan, and Abdon the son of Micah, and Shaphan the scribe, and Asaiah a servant of the king's, saying, وبه لاویانی که تمامی اسرائیل را تعلیم می‌دادند وبرای خداوند تقدیس شده بودند، گفت: «تابوت مقدس را در خانه‌ای که سلیمان بن داود، پادشاه اسرائیل بنا کرده است بگذارید. و دیگر بر دوش شما بار نباشد. الان به خدمت یهوه خدای خود وبه قوم او اسرائیل بپردازید. bible_en_fa Go, inquire of the LORD for me, and for them that are left in Israel and in Judah, concerning the words of the book that is found: for great is the wrath of the LORD that is poured out upon us, because our fathers have not kept the word of the LORD, to do after all that is written in this book. و خویشتن رابرحسب خاندانهای آبای خود و فرقه های خویش بر وفق نوشته داود، پادشاه اسرائیل ونوشته پسرش سلیمان مستعد سازید. bible_en_fa And Hilkiah, and they that the king had appointed, went to Huldah the prophetess, the wife of Shallum the son of Tikvath, the son of Hasrah, keeper of the wardrobe; (now she dwelt in Jerusalem in the college:) and they spake to her to that effect. وبرحسب فرقه های خاندانهای آبای برادران خویش یعنی بنی قوم و موافق فرقه های خاندانهای آبای لاویان در قدس بایستید. bible_en_fa And she answered them, Thus saith the LORD God of Israel, Tell ye the man that sent you to me, وفصح را ذبح نمایید و خویشتن را تقدیس نموده، برای برادران خود تدارک بینید تا برحسب کلامی که خداوند به واسطه موسی گفته است عمل نمایند.» bible_en_fa Thus saith the LORD, Behold, I will bring evil upon this place, and upon the inhabitants thereof, even all the curses that are written in the book which they have read before the king of Judah: پس یوشیا به بنی قوم یعنی به همه آنانی که حاضر بودند، از گله بره‌ها و بزغاله‌ها به قدر سی هزار راس، همه آنها را به جهت قربانی های فصح داد و از گاوان سه هزار راس که همه اینها از اموال خاص پادشاه بود. bible_en_fa Because they have forsaken me, and have burned incense unto other gods, that they might provoke me to anger with all the works of their hands; therefore my wrath shall be poured out upon this place, and shall not be quenched. و سروران او به قوم و به کاهنان و به لاویان هدایای تبرعی دادند. و حلقیاو زکریا و یحیئیل که روسای خانه خدا بودند، دوهزار و ششصد بره و سیصد گاو به جهت قربانی های فصح دادند. bible_en_fa And as for the king of Judah, who sent you to inquire of the LORD, so shall ye say unto him, Thus saith the LORD God of Israel concerning the words which thou hast heard; و کوننیا و شمعیا ونتنیئیل برادرانش و حشبا و یعیئیل و یوزاباد که روسای لاویان بودند، پنج هزار بره و پانصد گاو به لاویان به جهت قربانی های فصح دادند. bible_en_fa Because thine heart was tender, and thou didst humble thyself before God, when thou heardest his words against this place, and against the inhabitants thereof, and humbledst thyself before me, and didst rend thy clothes, and weep before me; I have even heard thee also, saith the LORD. پس آن خدمت مهیا شد و کاهنان درجایهای خود و لاویان در فرقه های خویش، برحسب فرمان پادشاه ایستادند. bible_en_fa Behold, I will gather thee to thy fathers, and thou shalt be gathered to thy grave in peace, neither shall thine eyes see all the evil that I will bring upon this place, and upon the inhabitants of the same. So they brought the king word again. و فصح را ذبح کردند و کاهنان خون را از دست ایشان (گرفته )پاشیدند و لاویان پوست آنها را کندند. bible_en_fa Then the king sent and gathered together all the elders of Judah and Jerusalem. و قربانی های سوختنی را برداشتند تا آنها رابرحسب فرقه های خاندانهای آبا به پسران قوم بدهند تا ایشان آنها را برحسب آنچه در کتاب موسی نوشته بود، برای خداوند بگذرانند و باگاوان نیز چنین عمل نمودند. bible_en_fa And the king went up into the house of the LORD, and all the men of Judah, and the inhabitants of Jerusalem, and the priests, and the Levites, and all the people, great and small: and he read in their ears all the words of the book of the covenant that was found in the house of the LORD. و فصح را موافق رسم به آتش پختند و هدایای مقدس را در دیگهاو پاتیلها و تابه‌ها پخته، آنها را به تمامی پسران قوم به زودی دادند. bible_en_fa And the king stood in his place, and made a covenant before the LORD, to walk after the LORD, and to keep his commandments, and his testimonies, and his statutes, with all his heart, and with all his soul, to perform the words of the covenant which are written in this book. و بعد از آن برای خودشان و برای کاهنان مهیا ساختند زیرا که پسران هارون کهنه در گذرانیدن قربانی های سوختنی و پیه تاشام مشغول بودند. لهذا لاویان برای خودشان وبرای پسران هارون کهنه مهیا ساختند. bible_en_fa And he caused all that were present in Jerusalem and Benjamin to stand to it. And the inhabitants of Jerusalem did according to the covenant of God, the God of their fathers. ومغنیان از بنی آساف برحسب فرمان داود و آساف و هیمان و یدوتون که رایی پادشاه بود، به‌جای خود ایستادند و دربانان نزد هر دروازه و برای ایشان لازم نبود که از خدمت خود دور شوند زیراکه برادران ایشان لاویان به جهت ایشان مهیاساختند. bible_en_fa And Josiah took away all the abominations out of all the countries that pertained to the children of Israel, and made all that were present in Israel to serve, even to serve the LORD their God. And all his days they departed not from following the LORD, the God of their fathers. پس تمامی خدمت خداوند در همان روز آماده شد تا فصح را نگاه دارند و قربانی های سوختنی را بر مذبح خداوند برحسب فرمان یوشیا پادشاه بگذرانند. bible_en_fa Moreover Josiah kept a passover unto the LORD in Jerusalem: and they killed the passover on the fourteenth day of the first month. پس بنی‌اسرائیل که حاضر بودند، در همان وقت، فصح و عید فطیر راهفت روز نگاه داشتند. bible_en_fa And he set the priests in their charges, and encouraged them to the service of the house of the LORD, و هیچ عید فصح مثل این از ایام سموئیل نبی در اسرائیل نگاه داشته نشده بود، و هیچ کدام از پادشاهان اسرائیل مثل این عید فصحی که یوشیا و کاهنان و لاویان وتمامی حاضران یهودا و اسرائیل و سکنه اورشلیم نگاه داشتند، نگاه نداشته بود. bible_en_fa And said unto the Levites that taught all Israel, which were holy unto the LORD, Put the holy ark in the house which Solomon the son of David king of Israel did build; it shall not be a burden upon your shoulders: serve now the LORD your God, and his people Israel, واین فصح در سال هجدهم سلطنت یوشیا واقع شد. bible_en_fa And prepare yourselves by the houses of your fathers, after your courses, according to the writing of David king of Israel, and according to the writing of Solomon his son. بعد از همه این امور چون یوشیا هیکل راآماده کرده بود، نکو پادشاه مصر برآمد تا باکرکمیش نزد نهر فرات جنگ کند. و یوشیا به مقابله او بیرون رفت. bible_en_fa And stand in the holy place according to the divisions of the families of the fathers of your brethren the people, and after the division of the families of the Levites. و (نکو) قاصدان نزد اوفرستاده، گفت: «ای پادشاه یهودا مرا با تو چه‌کار است؟ من امروز به ضد تو نیامده‌ام بلکه به ضد خاندانی که با آن محاربه می‌نمایم. و خدامرا امر فرموده است که بشتابم. پس از آن خدایی که با من است، دست بردار مبادا تو را هلاک سازد.» bible_en_fa So kill the passover, and sanctify yourselves, and prepare your brethren, that they may do according to the word of the LORD by the hand of Moses. لیکن یوشیا روی خود را از او برنگردانیدبلکه خویشتن را متنکر ساخت تا با وی جنگ کندو به کلام نکو که از جانب خدا بود گوش نگرفته، به قصد مقاتله به میدان مجدو درآمد. bible_en_fa And Josiah gave to the people, of the flock, lambs and kids, all for the passover offerings, for all that were present, to the number of thirty thousand, and three thousand bullocks: these were of the king's substance. وتیراندازان بر یوشیا پادشاه تیر انداختند و پادشاه به خادمان خود گفت: «مرا بیرون برید زیرا که سخت مجروح شده‌ام.» bible_en_fa And his princes gave willingly unto the people, to the priests, and to the Levites: Hilkiah and Zechariah and Jehiel, rulers of the house of God, gave unto the priests for the passover offerings two thousand and six hundred small cattle, and three hundred oxen. پس خادمانش او را ازارابه‌اش گرفتند و بر ارابه دومین که داشت سوارکرده، به اورشلیم آوردند. پس وفات یافته، درمقبره پدران خود دفن شد، و تمامی یهودا واورشلیم برای یوشیا ماتم گرفتند. bible_en_fa Conaniah also, and Shemaiah and Nethaneel, his brethren, and Hashabiah and Jeiel and Jozabad, chief of the Levites, gave unto the Levites for passover offerings five thousand small cattle, and five hundred oxen. و ارمیا به جهت یوشیا مرثیه خواند و تمامی مغنیان ومغنیات یوشیا را در مراثی خویش تا امروز ذکرمی کنند و آن را فریضه‌ای در اسرائیل قرار دادند، چنانکه در سفر مراثی مکتوب است. bible_en_fa So the service was prepared, and the priests stood in their place, and the Levites in their courses, according to the king's commandment. و بقیه وقایع یوشیا و اعمال حسنه‌ای که مطابق نوشته تورات خداوند به عمل آورد،و امور اول وآخر او اینک در تواریخ پادشاهان اسرائیل ویهودا مکتوب است. bible_en_fa And they killed the passover, and the priests sprinkled the blood from their hands, and the Levites flayed them. و امور اول وآخر او اینک در تواریخ پادشاهان اسرائیل ویهودا مکتوب است. bible_en_fa And they removed the burnt offerings, that they might give according to the divisions of the families of the people, to offer unto the LORD, as it is written in the book of Moses. And so did they with the oxen. و قوم زمین، یهوآحاز بن یوشیا راگرفته، او را در جای پدرش در اورشلیم به پادشاهی نصب نمودند. bible_en_fa And they roasted the passover with fire according to the ordinance: but the other holy offerings sod they in pots, and in caldrons, and in pans, and divided them speedily among all the people. یهوآحاز بیست و سه ساله بود که پادشاه شد و در اورشلیم سه ماه سلطنت نمود. bible_en_fa And afterward they made ready for themselves, and for the priests: because the priests the sons of Aaron were busied in offering of burnt offerings and the fat until night; therefore the Levites prepared for themselves, and for the priests the sons of Aaron. و پادشاه مصر، او را در اورشلیم معزول نمود و زمین را به صد وزنه نقره و یک وزنه طلا جریمه کرد. bible_en_fa And the singers the sons of Asaph were in their place, according to the commandment of David, and Asaph, and Heman, and Jeduthun the king's seer; and the porters waited at every gate; they might not depart from their service; for their brethren the Levites prepared for them. و پادشاه مصر، برادرش الیاقیم را بر یهودا و اورشلیم پادشاه ساخت، و اسم او رابه یهویاقیم تبدیل نمود، و نکو برادرش یهوآحازرا گرفته، به مصر برد. bible_en_fa So all the service of the LORD was prepared the same day, to keep the passover, and to offer burnt offerings upon the altar of the LORD, according to the commandment of king Josiah. یهویاقیم بیست و پنج ساله بود که پادشاه شد و یازده سال در اورشلیم سلطنت نمود، و درنظر یهوه خدای خود شرارت ورزید. bible_en_fa And the children of Israel that were present kept the passover at that time, and the feast of unleavened bread seven days. ونبوکدنصر پادشاه بابل به ضد او برآمد و او را به زنجیرها بست تا او را به بابل ببرد. bible_en_fa And there was no passover like to that kept in Israel from the days of Samuel the prophet; neither did all the kings of Israel keep such a passover as Josiah kept, and the priests, and the Levites, and all Judah and Israel that were present, and the inhabitants of Jerusalem. و نبوکدنصربعضی از ظروف خانه خداوند را به بابل آورده، آنها را در قصر خود در بابل گذاشت. bible_en_fa In the eighteenth year of the reign of Josiah was this passover kept. و بقیه وقایع یهویاقیم و رجاساتی که به عمل آورد وآنچه در او یافت شد، اینک در تواریخ پادشاهان اسرائیل و یهودا مکتوب است، و پسرش یهویاکین در جایش پادشاهی کرد. bible_en_fa After all this, when Josiah had prepared the temple, Necho king of Egypt came up to fight against Carchemish by Euphrates: and Josiah went out against him. یهویاکین هشت ساله بود که پادشاه شد و سه ماه و ده روز در اورشلیم سلطنت نمود و آنچه درنظر خداوند ناپسند بود، به عمل آورد. bible_en_fa But he sent ambassadors to him, saying, What have I to do with thee, thou king of Judah? I come not against thee this day, but against the house wherewith I have war: for God commanded me to make haste: forbear thee from meddling with God, who is with me, that he destroy thee not. و در وقت تحویل سال، نبوکدنصر پادشاه فرستاد و اورا با ظروف گرانبهای خانه خداوند به بابل آورد، و برادرش صدقیا را بر یهودا و اورشلیم پادشاه ساخت. bible_en_fa Nevertheless Josiah would not turn his face from him, but disguised himself, that he might fight with him, and hearkened not unto the words of Necho from the mouth of God, and came to fight in the valley of Megiddo. صدقیا بیست و یکساله بود که پادشاه شد ویازده سال در اورشلیم سلطنت نمود. bible_en_fa And the archers shot at king Josiah; and the king said to his servants, Have me away; for I am sore wounded. و در نظریهوه خدای خود شرارت ورزیده، در حضورارمیای نبی که از زبان خداوند به او سخن گفت، تواضع ننمود. bible_en_fa His servants therefore took him out of that chariot, and put him in the second chariot that he had; and they brought him to Jerusalem, and he died, and was buried in one of the sepulchres of his fathers. And all Judah and Jerusalem mourned for Josiah. و نیز بر نبوکدنصر پادشاه که اورا به خدا قسم داده بود عاصی شد و گردن خود راقوی و دل خویش را سخت ساخته، به سوی یهوه خدای اسرائیل بازگشت ننمود. bible_en_fa And Jeremiah lamented for Josiah: and all the singing men and the singing women spake of Josiah in their lamentations to this day, and made them an ordinance in Israel: and, behold, they are written in the lamentations. و تمامی روسای کهنه و قوم، خیانت بسیاری موافق همه رجاسات امت‌ها ورزیدند و خانه خداوند را که آن را در اورشلیم تقدیس نموده بود، نجس ساختند. bible_en_fa Now the rest of the acts of Josiah, and his goodness, according to that which was written in the law of the LORD, و یهوه خدای پدر ایشان به‌دست رسولان خویش نزد ایشان فرستاد، بلکه صبح زودبرخاسته، ایشان را ارسال نمود زیرا که بر قوم خود و بر مسکن خویش شفقت نمود. bible_en_fa And his deeds, first and last, behold, they are written in the book of the kings of Israel and Judah. اماایشان رسولان خدا را اهانت نمودند و کلام او راخوار شمرده، انبیایش را استهزا نمودند، چنانکه غضب خداوند بر قوم او افروخته شد، به حدی که علاجی نبود. bible_en_fa Then the people of the land took Jehoahaz the son of Josiah, and made him king in his father's stead in Jerusalem. پس پادشاه کلدانیان را که جوانان ایشان رادر خانه مقدس ایشان به شمشیر کشت و برجوانان و دوشیزگان و پیران و ریش سفیدان ترحم ننمود، بر ایشان آورد و همه را به‌دست او تسلیم کرد. bible_en_fa Jehoahaz was twenty and three years old when he began to reign, and he reigned three months in Jerusalem. و او سایر ظروف خانه خدا را از بزرگ وکوچک و خزانه های خانه خداوند و گنجهای پادشاه و سرورانش را تمام به بابل برد. bible_en_fa And the king of Egypt put him down at Jerusalem, and condemned the land in an hundred talents of silver and a talent of gold. و خانه خدا را سوزانیدند و حصار اورشلیم را منهدم ساختند و همه قصرهایش را به آتش سوزانیدندو جمیع آلات نفیسه آنها را ضایع کردند. bible_en_fa And the king of Egypt made Eliakim his brother king over Judah and Jerusalem, and turned his name to Jehoiakim. And Necho took Jehoahaz his brother, and carried him to Egypt. وبقیه السیف را به بابل به اسیری برد که ایشان تازمان سلطنت پادشاهان فارس او را و پسرانش رابنده بودند. bible_en_fa Jehoiakim was twenty and five years old when he began to reign, and he reigned eleven years in Jerusalem: and he did that which was evil in the sight of the LORD his God. تا کلام خداوند به زبان ارمیا کامل شود و زمین از سبت های خود تمتع برد زیرا درتمامی ایامی که ویران ماند آرامی یافت، تا هفتادسال سپری شد.و در سال اول کورش، پادشاه فارس، تاکلام خداوند به زبان ارمیا کامل شود، خداوندروح کورش، پادشاه فارس را برانگیخت تا درتمامی ممالک خود فرمانی نافذ کرد و آن را نیزمرقوم داشت و گفت: bible_en_fa Against him came up Nebuchadnezzar king of Babylon, and bound him in fetters, to carry him to Babylon. و در سال اول کورش، پادشاه فارس، تاکلام خداوند به زبان ارمیا کامل شود، خداوندروح کورش، پادشاه فارس را برانگیخت تا درتمامی ممالک خود فرمانی نافذ کرد و آن را نیزمرقوم داشت و گفت: bible_en_fa Nebuchadnezzar also carried of the vessels of the house of the LORD to Babylon, and put them in his temple at Babylon. و در سال اول کورش، پادشاه فارس تا کلام خداوند به زبان ارمیا کامل شود، خداوندروح کورش پادشاه فارس را برانگیخت تا درتمامی ممالک خود فرمانی نافذ کرد و آن را نیزمرقوم داشت و گفت: bible_en_fa Now the rest of the acts of Jehoiakim, and his abominations which he did, and that which was found in him, behold, they are written in the book of the kings of Israel and Judah: and Jehoiachin his son reigned in his stead. «کورش پادشاه فارس چنین می‌فرماید: یهوه خدای آسمانها جمیع ممالک زمین را به من داده و مرا امر فرموده است که خانه‌ای برای وی در اورشلیم که در یهودااست بنا نمایم. bible_en_fa Jehoiachin was eight years old when he began to reign, and he reigned three months and ten days in Jerusalem: and he did that which was evil in the sight of the LORD. پس کیست از شما از تمامی قوم او که خدایش با وی باشد؟ او به اورشلیم که دریهودا است، برود و خانه یهوه را که خدای اسرائیل و خدای حقیقی است، در اورشلیم بنانماید. bible_en_fa And when the year was expired, king Nebuchadnezzar sent, and brought him to Babylon, with the goodly vessels of the house of the LORD, and made Zedekiah his brother king over Judah and Jerusalem. و هر‌که باقی‌مانده باشد، در هر مکانی ازمکان هایی که در آنها غریب می‌باشد، اهل آن مکان او را به نقره و طلا و اموال و چهارپایان علاوه بر هدایای تبرعی به جهت خانه خدا که دراورشلیم است اعانت نمایند.» bible_en_fa Zedekiah was one and twenty years old when he began to reign, and reigned eleven years in Jerusalem. پس روسای آبای یهودا و بنیامین و کاهنان ولاویان با همه کسانی که خدا روح ایشان رابرانگیزانیده بود برخاسته، روانه شدند تا خانه خداوند را که در اورشلیم است بنا نمایند. bible_en_fa And he did that which was evil in the sight of the LORD his God, and humbled not himself before Jeremiah the prophet speaking from the mouth of the LORD. وجمیع همسایگان ایشان، ایشان را به آلات نقره وطلا و اموال و چهارپایان و تحفه‌ها، علاوه بر همه هدایای تبرعی اعانت کردند. bible_en_fa And he also rebelled against king Nebuchadnezzar, who had made him swear by God: but he stiffened his neck, and hardened his heart from turning unto the LORD God of Israel. و کورش پادشاه ظروف خانه خداوند را که نبوکدنصر آنها را از اورشلیم آورده و در خانه خدایان خود گذاشته بود، بیرون آورد. bible_en_fa Moreover all the chief of the priests, and the people, transgressed very much after all the abominations of the heathen; and polluted the house of the LORD which he had hallowed in Jerusalem. و کورش پادشاه فارس، آنها رااز دست متردات، خزانه‌دار خود بیرون آورده، به شیشبصر رئیس یهودیان شمرد. bible_en_fa And the LORD God of their fathers sent to them by his messengers, rising up betimes, and sending; because he had compassion on his people, and on his dwelling place: و عدد آنها این است: سی طاس طلا و هزار طاس نقره و بیست ونه کارد، bible_en_fa But they mocked the messengers of God, and despised his words, and misused his prophets, until the wrath of the LORD arose against his people, till there was no remedy. و سی جام طلا و چهارصد و ده جام نقره از قسم دوم و هزار ظرف دیگر.تمامی ظروف طلا و نقره پنجهزار و چهارصد بود وشیشبصر همه آنها را با اسیرانی که از بابل به اورشلیم می‌رفتند برد. bible_en_fa Therefore he brought upon them the king of the Chaldees, who slew their young men with the sword in the house of their sanctuary, and had no compassion upon young man or maiden, old man, or him that stooped for age: he gave them all into his hand. تمامی ظروف طلا و نقره پنجهزار و چهارصد بود وشیشبصر همه آنها را با اسیرانی که از بابل به اورشلیم می‌رفتند برد. bible_en_fa And all the vessels of the house of God, great and small, and the treasures of the house of the LORD, and the treasures of the king, and of his princes; all these he brought to Babylon. و اینانند اهل ولایتها که از اسیری آن اشخاصی که نبوکدنصر، پادشاه بابل، به بابل به اسیری برده بود برآمدند و هر کدام ازایشان به اورشلیم و یهودا و شهر خود برگشتند. bible_en_fa And they burnt the house of God, and brake down the wall of Jerusalem, and burnt all the palaces thereof with fire, and destroyed all the goodly vessels thereof. اما آنانی که همراه زربابل آمدند، یشوع و نحمیاو سرایا و رعیلایا و مردخای و بلشان و مسفار وبغوای و رحوم و بعنه. و شماره مردان قوم اسرائیل: bible_en_fa And them that had escaped from the sword carried he away to Babylon; where they were servants to him and his sons until the reign of the kingdom of Persia: بنی فرعوش دو هزار و یکصد و هفتاد و دو. bible_en_fa To fulfil the word of the LORD by the mouth of Jeremiah, until the land had enjoyed her sabbaths: for as long as she lay desolate she kept sabbath, to fulfil threescore and ten years. بنی شفطیا سیصد و هفتاد و دو. bible_en_fa Now in the first year of Cyrus king of Persia, that the word of the LORD spoken by the mouth of Jeremiah might be accomplished, the LORD stirred up the spirit of Cyrus king of Persia, that he made a proclamation throughout all his kingdom, and put it also in writing, saying, بنی آرح هفتصد و هفتاد و پنج. bible_en_fa Thus saith Cyrus king of Persia, All the kingdoms of the earth hath the LORD God of heaven given me; and he hath charged me to build him an house in Jerusalem, which is in Judah. Who is there among you of all his people? The LORD his God be with him, and let him go up. بنی فحت موآب ازبنی یشوع و یوآب دو هزار و هشتصد و دوازده. bible_en_fa Now in the first year of Cyrus king of Persia, that the word of the LORD by the mouth of Jeremiah might be fulfilled, the LORD stirred up the spirit of Cyrus king of Persia, that he made a proclamation throughout all his kingdom, and put it also in writing, saying, بنی عیلام هزار و دویست و پنجاه و چهار. bible_en_fa Thus saith Cyrus king of Persia, The LORD God of heaven hath given me all the kingdoms of the earth; and he hath charged me to build him an house at Jerusalem, which is in Judah. بنی زتونه صد و چهل و پنج. bible_en_fa Who is there among you of all his people? his God be with him, and let him go up to Jerusalem, which is in Judah, and build the house of the LORD God of Israel, (he is the God,) which is in Jerusalem. بنی زکای هفتصد و شصت. bible_en_fa And whosoever remaineth in any place where he sojourneth, let the men of his place help him with silver, and with gold, and with goods, and with beasts, beside the freewill offering for the house of God that is in Jerusalem. بنی بانی ششصد و چهل و دو. bible_en_fa Then rose up the chief of the fathers of Judah and Benjamin, and the priests, and the Levites, with all them whose spirit God had raised, to go up to build the house of the LORD which is in Jerusalem. بنی بابای ششصد و بیست و سه. bible_en_fa And all they that were about them strengthened their hands with vessels of silver, with gold, with goods, and with beasts, and with precious things, beside all that was willingly offered. بنی ازجدهزار و دویست و بیست و دو. bible_en_fa Also Cyrus the king brought forth the vessels of the house of the LORD, which Nebuchadnezzar had brought forth out of Jerusalem, and had put them in the house of his gods; بنی ادونیقام ششصد و شصت و شش. bible_en_fa Even those did Cyrus king of Persia bring forth by the hand of Mithredath the treasurer, and numbered them unto Sheshbazzar, the prince of Judah. بنی بغوای دو هزار وپنجاه و شش. bible_en_fa And this is the number of them: thirty chargers of gold, a thousand chargers of silver, nine and twenty knives, بنی عادین چهارصد و پنجاه وچهار. bible_en_fa Thirty basons of gold, silver basons of a second sort four hundred and ten, and other vessels a thousand. بنی آطیر (از خاندان ) یحزقیا نود وهشت. bible_en_fa All the vessels of gold and of silver were five thousand and four hundred. All these did Sheshbazzar bring up with them of the captivity that were brought up from Babylon unto Jerusalem. بنی بیصای سیصد و بیست و سه. bible_en_fa Now these are the children of the province that went up out of the captivity, of those which had been carried away, whom Nebuchadnezzar the king of Babylon had carried away unto Babylon, and came again unto Jerusalem and Judah, every one unto his city; بنی یوره صد و دوازده. bible_en_fa Which came with Zerubbabel: Jeshua, Nehemiah, Seraiah, Reelaiah, Mordecai, Bilshan, Mispar, Bigvai, Rehum, Baanah. The number of the men of the people of Israel: بنی حاشوم دویست و بیست و سه. bible_en_fa The children of Parosh, two thousand an hundred seventy and two. بنی جبار نود و پنج. bible_en_fa The children of Shephatiah, three hundred seventy and two. بنی بیت لحم صد و بیست و سه. bible_en_fa The children of Arah, seven hundred seventy and five. مردان نطوفه پنجاه و شش. bible_en_fa The children of Pahath-moab, of the children of Jeshua and Joab, two thousand eight hundred and twelve. مردان عناتوت صد وبیست و هشت. bible_en_fa The children of Elam, a thousand two hundred fifty and four. بنی عزموت چهل و دو. bible_en_fa The children of Zattu, nine hundred forty and five. بنی قریه عاریم و کفیره و بئیروت هفتصد وچهل و سه. bible_en_fa The children of Zaccai, seven hundred and threescore. بنی رامه و جبع ششصد و بیست ویک. bible_en_fa The children of Bani, six hundred forty and two. مردان مکماس صد و بیست و دو. bible_en_fa The children of Bebai, six hundred twenty and three. مردان بیت ئیل و عای دویست و بیست و سه. bible_en_fa The children of Azgad, a thousand two hundred twenty and two. بنی نبو پنجاه و دو. bible_en_fa The children of Adonikam, six hundred sixty and six. بنی مغبیش صد و پنجاه و شش. bible_en_fa The children of Bigvai, two thousand fifty and six. بنی عیلام دیگر، هزار و دویست وپنجاه چهار. bible_en_fa The children of Adin, four hundred fifty and four. بنی حاریم سیصد و بیست. bible_en_fa The children of Ater of Hezekiah, ninety and eight. بنی لود و حادید و ارنو هفتصد و بیست و پنج. bible_en_fa The children of Bezai, three hundred twenty and three. بنی اریحا سیصد و چهل و پنج. bible_en_fa The children of Jorah, an hundred and twelve. بنی سنائه سه هزار و ششصد و سی. bible_en_fa The children of Hashum, two hundred twenty and three. و اما کاهنان: بنی یدعیا از خاندان یشوع نه صد و هفتاد و سه. bible_en_fa The children of Gibbar, ninety and five. بنی امیر هزار و پنجاه و دو. bible_en_fa The children of Bethlehem, an hundred twenty and three. بنی فشحور هزار و دویست و چهل و هفت. bible_en_fa The men of Netophah, fifty and six. بنی حاریم هزار و هفده. bible_en_fa The men of Anathoth, an hundred twenty and eight. و اما لاویان: بنی یشوع و قدمیئیل از نسل هودویا هفتاد و چهار. bible_en_fa The children of Azmaveth, forty and two. و مغنیان: بنی آساف صد و بیست و هشت. bible_en_fa The children of Kirjath-arim, Chephirah, and Beeroth, seven hundred and forty and three. و پسران دربانان: بنی شلوم و بنی آطیر و بنی طلمون و بنی عقوب و بنی حطیطا وبنی شوبای جمیع اینها صد و سی و نه. bible_en_fa The children of Ramah and Geba, six hundred twenty and one. و امانتینیم: بنی صیحا و بنی حسوفا و بنی طباعوت، bible_en_fa The men of Michmas, an hundred twenty and two. و بنی قیروس و بنی سیعها و بنی فادوم، bible_en_fa The men of Bethel and Ai, two hundred twenty and three. وبنی لبانه و بنی حجابه و بنی عقوب، bible_en_fa The children of Nebo, fifty and two. وبنی حاجاب و بنی شملای و بنی حانان، bible_en_fa The children of Magbish, an hundred fifty and six. وبنی جدیل و بنی جحر و بنی رآیا، bible_en_fa The children of the other Elam, a thousand two hundred fifty and four. و بنی رصین و بنی نقودا و بنی جزام، bible_en_fa The children of Harim, three hundred and twenty. و بنی عزه و بنی فاسیح و بنی بیسای، bible_en_fa The children of Lod, Hadid, and Ono, seven hundred twenty and five. و بنی اسنه و بنی معونیم وبنی نفوسیم، bible_en_fa The children of Jericho, three hundred forty and five. و بنی بقبوق و بنی حقوفا وبنی حرحور، bible_en_fa The children of Senaah, three thousand and six hundred and thirty. و بنی بصلوت و بنی محیدا وبنی حرشا، bible_en_fa The priests: the children of Jedaiah, of the house of Jeshua, nine hundred seventy and three. و بنی برقوس و بنی سیسرا وبنی تامح، bible_en_fa The children of Immer, a thousand fifty and two. و بنی نصیح و بنی حطیفا. bible_en_fa The children of Pashur, a thousand two hundred forty and seven. و پسران خادمان سلیمان: بنی سوطای وبنی هصوفرت و بنی فرودا، bible_en_fa The children of Harim, a thousand and seventeen. و بنی یعله وبنی درقون و بنی جدیل، bible_en_fa The Levites: the children of Jeshua and Kadmiel, of the children of Hodaviah, seventy and four. و بنی شفطیا وبنی حطیل و بنی فوخره ظبائیم و بنی آمی. bible_en_fa The singers: the children of Asaph, an hundred twenty and eight. جمیع نتینیم و پسران خادمان سلیمان سیصد ونود و دو. bible_en_fa The children of the porters: the children of Shallum, the children of Ater, the children of Talmon, the children of Akkub, the children of Hatita, the children of Shobai, in all an hundred thirty and nine. و اینانند آنانی که از تل ملح و تل حرشابرآمدند یعنی کروب و ادان و امیر، اما خاندان پدران و عشیره خود را نشان نتوانستند داد که آیااز اسرائیلیان بودند یا نه. bible_en_fa The Nethinims: the children of Ziha, the children of Hasupha, the children of Tabbaoth, بنی دلایا و بنی طوبیا وبنی نقودا ششصد و پنجاه و دو. bible_en_fa The children of Keros, the children of Siaha, the children of Padon, و از پسران کاهنان، بنی حبایا و بنی هقوص و بنی برزلای که یکی از دختران برزلایی جلعادی را به زنی گرفت، پس به نام ایشان مسمی شدند. bible_en_fa The children of Lebanah, the children of Hagabah, the children of Akkub, اینان انساب خود را در میان آنانی که در نسب نامه هاثبت شده بودند طلبیدند، اما نیافتند، پس ازکهانت اخراج شدند. bible_en_fa The children of Hagab, the children of Shalmai, the children of Hanan, پس ترشاتا به ایشان امر فرمود که تا کاهنی با اوریم و تمیم برقرار نشودایشان از قدس اقداس نخورند. bible_en_fa The children of Giddel, the children of Gahar, the children of Reaiah, تمامی جماعت، با هم چهل و دو هزار و سیصد و شصت نفر بودند. bible_en_fa The children of Rezin, the children of Nekoda, the children of Gazzam, سوای غلامان و کنیزان ایشان، که هفتهزار و سیصد و سی و هفت نفر بودند، ومغنیان و مغنیاه ایشان دویست نفر بودند. bible_en_fa The children of Uzza, the children of Paseah, the children of Besai, واسبان ایشان هفتصد و سی و شش، و قاطران ایشان دویست و چهل و پنج. bible_en_fa The children of Asnah, the children of Mehunim, the children of Nephusim, و شتران ایشان چهارصد و سی و پنج و حماران ایشان ششهزار وهفتصد و بیست. bible_en_fa The children of Bakbuk, the children of Hakupha, the children of Harhur, و چون ایشان به خانه خداوند که دراورشلیم است رسیدند، بعضی از روسای آبا، هدایای تبرعی به جهت خانه خدا آوردند تا آن رادر جایش برپا نمایند. bible_en_fa The children of Bazluth, the children of Mehida, the children of Harsha, برحسب قوه خود، شصت و یک هزار درهم طلا و پنج هزار منای نقره و صد (دست ) لباس کهانت به خزانه به جهت کار دادند.پس کاهنان و لاویان و بعضی از قوم و مغنیان و دربانان و نتینیم در شهرهای خودساکن شدند و تمامی اسرائیل در شهرهای خودمسکن گرفتند. bible_en_fa The children of Barkos, the children of Sisera, the children of Thamah, پس کاهنان و لاویان و بعضی از قوم و مغنیان و دربانان و نتینیم در شهرهای خودساکن شدند و تمامی اسرائیل در شهرهای خودمسکن گرفتند. bible_en_fa The children of Neziah, the children of Hatipha. و چون ماه هفتم رسید بنی‌اسرائیل درشهرهای خود مقیم بودند و تمامی قوم مثل یک مرد در اورشلیم جمع شدند. bible_en_fa The children of Solomon's servants: the children of Sotai, the children of Sophereth, the children of Peruda, و یشوع بن یوصاداق و برادرانش که کاهنان بودند و زربابل بن شالتیئیل با برادران خود برخاستند و مذبح خدای اسرائیل را برپا کردند تا قربانی های سوختنی برحسب آنچه در تورات موسی، مرد خدا مکتوب است بر آن بگذرانند. bible_en_fa The children of Jaalah, the children of Darkon, the children of Giddel, پس مذبح را برجایش برپا کردند زیرا که به‌سبب قوم زمین، ترس بر ایشان مستولی می‌بود وقربانی های سوختنی برای خداوند یعنی قربانی های سوختنی، صبح و شام را بر آن گذرانیدند. bible_en_fa The children of Shephatiah, the children of Hattil, the children of Pochereth of Zebaim, the children of Ami. و عید خیمه‌ها را به نحوی که مکتوب است نگاه داشتند و قربانی های سوختنی روز به روز، معتاد هر روز را در روزش، برحسب رسم و قانون گذرانیدند. bible_en_fa All the Nethinims, and the children of Solomon's servants, were three hundred ninety and two. و بعد از آن، قربانی های سوختنی دائمی را در غره های ماه و در همه مواسم مقدس خداوند و برای هر کس که هدایای تبرعی به جهت خداوند می‌آورد، می‌گذرانیدند. bible_en_fa And these were they which went up from Tel-melah, Tel-harsa, Cherub, Addan, and Immer: but they could not shew their father's house, and their seed, whether they were of Israel: از روز اول ماه هفتم، حینی که بنیاد هیکل خداوند هنوز نهاده نشده بود، به گذرانیدن قربانی های سوختنی برای خداوند شروع کردند. bible_en_fa The children of Delaiah, the children of Tobiah, the children of Nekoda, six hundred fifty and two. و به حجاران و نجاران نقره دادند و به اهل صیدون و صور ماکولات و مشروبات و روغن (دادند) تا چوب سرو آزاد از لبنان از دریا به یافا، برحسب امری که کورش پادشاه فارس، به ایشان داده بود بیاورند. bible_en_fa And of the children of the priests: the children of Habaiah, the children of Koz, the children of Barzillai; which took a wife of the daughters of Barzillai the Gileadite, and was called after their name: و در ماه دوم از سال دوم، بعد از رسیدن ایشان به خانه خدا در اورشلیم، زربابل بن شالتیئیل و یشوع بن یوصاداق و سایر برادران ایشان از کاهنان و لاویان و همه کسانی که ازاسیری به اورشلیم برگشته بودند، به نصب نمودن لاویان از بیست ساله و بالاتر بر نظارت عمل خانه خداوند شروع کردند. bible_en_fa These sought their register among those that were reckoned by genealogy, but they were not found: therefore were they, as polluted, put from the priesthood. و یشوع با پسران وبرادران خود و قدمیئیل با پسرانش از بنی یهودا باهم ایستادند تا بر بنی حیناداد و پسران و برادران ایشان که از لاویان در کار خانه خدا مشغول می‌بودند، نظارت نمایند. bible_en_fa And the Tirshatha said unto them, that they should not eat of the most holy things, till there stood up a priest with Urim and with Thummim. و چون بنایان بنیاد هیکل خداوند را نهادند، کاهنان را با لباس خودشان با کرناها و لاویان بنی آساف را با سنجها قرار دادند تا خداوند رابرحسب رسم داود پادشاه اسرائیل، تسبیح بخوانند. bible_en_fa The whole congregation together was forty and two thousand three hundred and threescore, و بر یکدیگر می‌سراییدند و خداوندرا تسبیح و حمد می‌گفتند، که «او نیکوست زیراکه رحمت او بر اسرائیل تا ابدالاباد است» وتمامی قوم به آواز بلند صدا زده، خداوند را به‌سبب بنیاد نهادن خانه خداوند، تسبیح می‌خواندند. bible_en_fa Beside their servants and their maids, of whom there were seven thousand three hundred thirty and seven: and there were among them two hundred singing men and singing women. و بسیاری از کاهنان و لاویان و روسای آباکه پیر بودند و خانه اولین را دیده بودند، حینی که بنیاد این خانه در نظر ایشان نهاده شد، به آواز بلندگریستند و بسیاری با آواز شادمانی صداهای خود را بلند کردند.چنانکه مردم نتوانستند درمیان صدای آواز شادمانی و آواز گریستن قوم تشخیص نمایند زیرا که خلق، صدای بسیار بلندمی دادند چنانکه آواز ایشان از دور شنیده می‌شد. bible_en_fa Their horses were seven hundred thirty and six; their mules, two hundred forty and five; چنانکه مردم نتوانستند درمیان صدای آواز شادمانی و آواز گریستن قوم تشخیص نمایند زیرا که خلق، صدای بسیار بلندمی دادند چنانکه آواز ایشان از دور شنیده می‌شد. bible_en_fa Their camels, four hundred thirty and five; their asses, six thousand seven hundred and twenty. و چون دشمنان یهودا و بنیامین شنیدند که اسیران، هیکل یهوه خدای اسرائیل را بنامی کنند، bible_en_fa And some of the chief of the fathers, when they came to the house of the LORD which is at Jerusalem, offered freely for the house of God to set it up in his place: آنگاه نزد زربابل و روسای آبا آمده، به ایشان گفتند که «ما همراه شما بنا خواهیم کردزیرا که ما مثل شما از زمان اسرحدون، پادشاه آشور که ما را به اینجا آورد، خدای شما رامی طلبیم و برای او قربانی می‌گذرانیم.» bible_en_fa They gave after their ability unto the treasure of the work threescore and one thousand drams of gold, and five thousand pound of silver, and one hundred priests' garments. اما زربابل و یشوع و سایر روسای آبای اسرائیل به ایشان گفتند: «شما را با ما در بنا کردن خانه خدای ما کاری نیست، بلکه ما تنها آن رابرای یهوه، خدای اسرائیل چنانکه کورش پادشاه، سلطان فارس به ما امر فرموده است، آن رابنا خواهیم نمود.» bible_en_fa So the priests, and the Levites, and some of the people, and the singers, and the porters, and the Nethinims, dwelt in their cities, and all Israel in their cities. آنگاه اهل زمین دستهای قوم یهودا را سست کردند و ایشان را در بنا نمودن به تنگ می‌آوردند، bible_en_fa And when the seventh month was come, and the children of Israel were in the cities, the people gathered themselves together as one man to Jerusalem. و به ضد ایشان مدبران اجیر ساختند که در تمام ایام کورش پادشاه فارس، تا سلطنت داریوش، پادشاه فارس قصد ایشان را باطل ساختند. bible_en_fa Then stood up Jeshua the son of Jozadak, and his brethren the priests, and Zerubbabel the son of Shealtiel, and his brethren, and builded the altar of the God of Israel, to offer burnt offerings thereon, as it is written in the law of Moses the man of God. وچون اخشورش پادشاه شد، در ابتدای سلطنتش بر ساکنان یهودا و اورشلیم شکایت نوشتند. bible_en_fa And they set the altar upon his bases; for fear was upon them because of the people of those countries: and they offered burnt offerings thereon unto the LORD, even burnt offerings morning and evening. ودر ایام ارتحشستا، بشلام و متردات و طبئیل وسایر رفقای ایشان به ارتحشستا پادشاه فارس نوشتند و مکتوب به خط آرامی نوشته شد ومعنی‌اش در زبان ارامی. bible_en_fa They kept also the feast of tabernacles, as it is written, and offered the daily burnt offerings by number, according to the custom, as the duty of every day required; رحوم فرمان فرما وشمشائی کاتب رساله به ضد اورشلیم، به ارتحشستا پادشاه، بدین مضمون نوشتند: bible_en_fa And afterward offered the continual burnt offering, both of the new moons, and of all the set feasts of the LORD that were consecrated, and of every one that willingly offered a freewill offering unto the LORD. «پس رحوم فرمان فرما و شمشائی کاتب وسائر رفقای ایشان از دینیان و افرستکیان وطرفلیان و افرسیان و ارکیان و بابلیان و شوشنکیان و دهائیان و عیلامیان، bible_en_fa From the first day of the seventh month began they to offer burnt offerings unto the LORD. But the foundation of the temple of the LORD was not yet laid. و سایر امت هایی که اسنفر عظیم و شریف ایشان را کوچانیده، در شهرسامره ساکن گردانیده است و سایر ساکنان ماورای نهر و اما بعد. bible_en_fa They gave money also unto the masons, and to the carpenters; and meat, and drink, and oil, unto them of Zidon, and to them of Tyre, to bring cedar trees from Lebanon to the sea of Joppa, according to the grant that they had of Cyrus king of Persia. (این است سواد مکتوبی که ایشان نزد ارتحشستا پادشاه فرستادند. بندگانت که ساکنان ماورای نهر می‌باشیم و امابعد. ) bible_en_fa Now in the second year of their coming unto the house of God at Jerusalem, in the second month, began Zerubbabel the son of Shealtiel, and Jeshua the son of Jozadak, and the remnant of their brethren the priests and the Levites, and all they that were come out of the captivity unto Jerusalem; and appointed the Levites, from twenty years old and upward, to set forward the work of the house of the LORD. پادشاه را معلوم باد که یهودیانی که از جانب تو به نزد ما آمدند، به اورشلیم رسیده‌اند وآن شهر فتنه انگیز و بد را بنا می‌نمایند و حصارهارا برپا می‌کنند و بنیادها را مرمت می‌نمایند. bible_en_fa Then stood Jeshua with his sons and his brethren, Kadmiel and his sons, the sons of Judah, together, to set forward the workmen in the house of God: the sons of Henadad, with their sons and their brethren the Levites. الان پادشاه را معلوم باد که اگر این شهر بنا شودو حصارهایش تمام گردد، جزیه و خراج و باج نخواهند داد و بالاخره به پادشاهان ضرر خواهدرسید. bible_en_fa And when the builders laid the foundation of the temple of the LORD, they set the priests in their apparel with trumpets, and the Levites the sons of Asaph with cymbals, to praise the LORD, after the ordinance of David king of Israel. پس چونکه ما نمک خانه پادشاه رامی خوریم، ما را نشاید که ضرر پادشاه را ببینیم، لهذا فرستادیم تا پادشاه را اطلاع دهیم، bible_en_fa And they sang together by course in praising and giving thanks unto the LORD; because he is good, for his mercy endureth for ever toward Israel. And all the people shouted with a great shout, when they praised the LORD, because the foundation of the house of the LORD was laid. تا درکتاب تواریخ پدرانت تفتیش کرده شود و از کتاب تواریخ دریافت نموده، بفهمی که این شهر، شهرفتنه انگیز است و ضرررساننده به پادشاهان وکشورها و در ایام قدیم در میانش فتنه می‌انگیختند. و از همین سبب این شهر خراب شد. bible_en_fa But many of the priests and Levites and chief of the fathers, who were ancient men, that had seen the first house, when the foundation of this house was laid before their eyes, wept with a loud voice; and many shouted aloud for joy: بنابراین پادشاه را اطلاع می‌دهیم که اگراین شهر بنا شود و حصارهایش تمام گردد تو را به این طرف نهر نصیبی نخواهد بود.» bible_en_fa So that the people could not discern the noise of the shout of joy from the noise of the weeping of the people: for the people shouted with a loud shout, and the noise was heard afar off. پس پادشاه به رحوم فرمان فرما و شمشائی کاتب و سایر رفقای ایشان که در سامره ساکن بودند و سایر ساکنان ماورای نهر، جواب فرستادکه «سلامتی و اما بعد. bible_en_fa Now when the adversaries of Judah and Benjamin heard that the children of the captivity builded the temple unto the LORD God of Israel; مکتوبی که نزد مافرستادید، در حضور من واضح خوانده شد. bible_en_fa Then they came to Zerubbabel, and to the chief of the fathers, and said unto them, Let us build with you: for we seek your God, as ye do; and we do sacrifice unto him since the days of Esar-haddon king of Assur, which brought us up hither. وفرمانی از من صادر گشت و تفحص کرده، دریافت کردند که این شهر از ایام قدیم با پادشاهان مقاومت می‌نموده و فتنه و فساد در آن واقع می‌شده است. bible_en_fa But Zerubbabel, and Jeshua, and the rest of the chief of the fathers of Israel, said unto them, Ye have nothing to do with us to build an house unto our God; but we ourselves together will build unto the LORD God of Israel, as king Cyrus the king of Persia hath commanded us. و پادشاهان قوی در اورشلیم بوده‌اند که بر تمامی ماورای نهر سلطنت می‌کردند و جزیه و خراج و باج به ایشان می‌دادند. bible_en_fa Then the people of the land weakened the hands of the people of Judah, and troubled them in building, پس فرمانی صادر کنید که آن مردان را از کار باز دارند و تا حکمی از من صادر نگردد این شهر بنا نشود. bible_en_fa And hired counsellers against them, to frustrate their purpose, all the days of Cyrus king of Persia, even until the reign of Darius king of Persia. پس باحذر باشید که در این کار کوتاهی ننمایید زیرا که چرا این فساد برای ضرر پادشاهان پیش رود؟» bible_en_fa And in the reign of Ahasuerus, in the beginning of his reign, wrote they unto him an accusation against the inhabitants of Judah and Jerusalem. پس چون نامه ارتحشستا پادشاه به حضوررحوم و شمشایی کاتب و رفقای ایشان خوانده شد، ایشان به تعجیل نزد یهودیان به اورشلیم رفتند و ایشان را با زور و جفا از کار باز داشتند.آنگاه کار خانه خدا که در اورشلیم است، تعویق افتاد و تا سال دوم سلطنت داریوش، پادشاه فارس معطل ماند. bible_en_fa And in the days of Artaxerxes wrote Bishlam, Mithredath, Tabeel, and the rest of their companions, unto Artaxerxes king of Persia; and the writing of the letter was written in the Syrian tongue, and interpreted in the Syrian tongue. آنگاه کار خانه خدا که در اورشلیم است، تعویق افتاد و تا سال دوم سلطنت داریوش، پادشاه فارس معطل ماند. bible_en_fa Rehum the chancellor and Shimshai the scribe wrote a letter against Jerusalem to Artaxerxes the king in this sort: آنگاه دو نبی، یعنی حجی نبی و زکریا ابن عدو، برای یهودیانی که در یهودا واورشلیم بودند، به نام خدای اسرائیل که با ایشان می‌بود نبوت کردند. bible_en_fa Then wrote Rehum the chancellor, and Shimshai the scribe, and the rest of their companions; the Dinaites, the Apharsathchites, the Tarpelites, the Apharsites, the Archevites, the Babylonians, the Susanchites, the Dehavites, and the Elamites, و در آن زمان زربابل بن شالتیئیل و یشوع بن یوصاداق برخاسته، به بنانمودن خانه خدا که در اورشلیم است شروع کردند و انبیای خدا همراه ایشان بوده، ایشان رامساعدت می‌نمودند. bible_en_fa And the rest of the nations whom the great and noble Asnappar brought over, and set in the cities of Samaria, and the rest that are on this side the river, and at such a time. در آن وقت تتنائی، والی ماورای نهر و شتربوزنای و رفقای ایشان آمده، به ایشان چنین گفتند: «کیست که شما را امر فرموده است که این خانه را بنا نمایید و این حصار را برپاکنید؟» bible_en_fa This is the copy of the letter that they sent unto him, even unto Artaxerxes the king; Thy servants the men on this side the river, and at such a time. پس ایشان را بدین منوال از نامهای کسانی که این عمارت را بنا می‌کردند اطلاع دادیم. bible_en_fa Be it known unto the king, that the Jews which came up from thee to us are come unto Jerusalem, building the rebellious and the bad city, and have set up the walls thereof, and joined the foundations. اما چشم خدای ایشان بر مشایخ یهودا بودکه ایشان را نتوانستند از کار بازدارند تا این امر به سمع داریوش برسد و جواب مکتوب درباره‌اش داده شود. bible_en_fa Be it known now unto the king, that, if this city be builded, and the walls set up again, then will they not pay toll, tribute, and custom, and so thou shalt endamage the revenue of the kings. سواد مکتوبی که تتنای، والی ماورای نهر و شتربوزنای و رفقای او افرسکیان که درماورای نهر ساکن بودند، نزد داریوش پادشاه فرستادند. bible_en_fa Now because we have maintenance from the king's palace, and it was not meet for us to see the king's dishonour, therefore have we sent and certified the king; مکتوب را نزد او فرستادند و در آن بدین مضمون مرقوم بود که «بر داریوش پادشاه سلامتی تمام باد. bible_en_fa That search may be made in the book of the records of thy fathers: so shalt thou find in the book of the records, and know that this city is a rebellious city, and hurtful unto kings and provinces, and that they have moved sedition within the same of old time: for which cause was this city destroyed. بر پادشاه معلوم باد که ما به بلاد یهودیان، به خانه خدای عظیم رفتیم و آن رااز سنگهای بزرگ بنا می‌کنند و چوبها در دیوارش می‌گذارند و این کار در دست ایشان به تعجیل، معمول و به انجام رسانیده می‌شود. bible_en_fa We certify the king that, if this city be builded again, and the walls thereof set up, by this means thou shalt have no portion on this side the river. آنگاه ازمشایخ ایشان پرسیده، چنین به ایشان گفتیم: کیست که شما را امر فرموده است که این خانه رابنا کنید و دیوارهایش را برپا نمایید؟ bible_en_fa Then sent the king an answer unto Rehum the chancellor, and to Shimshai the scribe, and to the rest of their companions that dwell in Samaria, and unto the rest beyond the river, Peace, and at such a time. و نیزنامهای ایشان را از ایشان پرسیدیم تا تو را اعلام نماییم و نامهای کسانی که روسای ایشانندنوشته‌ایم. bible_en_fa The letter which ye sent unto us hath been plainly read before me. و ایشان در جواب ما چنین گفتند که ما بندگان خدای آسمان و زمین هستیم و خانه‌ای را تعمیر می‌نماییم که چندین سال قبل از این بناشده و پادشاه بزرگ اسرائیل آن را ساخته و به انجام رسانیده بود. bible_en_fa And I commanded, and search hath been made, and it is found that this city of old time hath made insurrection against kings, and that rebellion and sedition have been made therein. لیکن بعد از آن، پدران ماخشم خدای آسمان را به هیجان آوردند. پس اوایشان را به‌دست نبوکدنصر کلدانی، پادشاه بابل تسلیم نمود که این خانه را خراب کرد و قوم را به بابل به اسیری برد. bible_en_fa There have been mighty kings also over Jerusalem, which have ruled over all countries beyond the river; and toll, tribute, and custom, was paid unto them. اما در سال اول کورش پادشاه بابل، همین کورش پادشاه امر فرمود که این خانه خدا را بنا نمایند. bible_en_fa Give ye now commandment to cause these men to cease, and that this city be not builded, until another commandment shall be given from me. و نیز ظروف طلا و نقره خانه خدا که نبوکدنصر آنها را از هیکل اورشلیم گرفته وبه هیکل بابل آورده بود، کورش پادشاه آنها را از هیکل بابل بیرون آورد و به شیشبصرنامی که او را والی ساخته بود، تسلیم نمود. bible_en_fa Take heed now that ye fail not to do this: why should damage grow to the hurt of the kings? واو را گفت که این ظروف را برداشته، برو و آنها را به هیکلی که در اورشلیم است ببر و خانه خدا درجایش بنا کرده شود. bible_en_fa Now when the copy of king Artaxerxes' letter was read before Rehum, and Shimshai the scribe, and their companions, they went up in haste to Jerusalem unto the Jews, and made them to cease by force and power. آنگاه این شیشبصر آمد وبنیاد خانه خدا را که در اورشلیم است نهاد و از آن زمان تا بحال بنا می‌شود و هنوز تمام نشده است.پس الان اگر پادشاه مصلحت داند، در خزانه پادشاه که در بابل است تفحص کنند که آیا چنین است یا نه که فرمانی از کورش پادشاه صادر شده بود که این خانه خدا در اورشلیم بنا شود و پادشاه مرضی خود را در این امر نزد ما بفرستد.» bible_en_fa Then ceased the work of the house of God which is at Jerusalem. So it ceased unto the second year of the reign of Darius king of Persia. پس الان اگر پادشاه مصلحت داند، در خزانه پادشاه که در بابل است تفحص کنند که آیا چنین است یا نه که فرمانی از کورش پادشاه صادر شده بود که این خانه خدا در اورشلیم بنا شود و پادشاه مرضی خود را در این امر نزد ما بفرستد.» bible_en_fa Then the prophets, Haggai the prophet, and Zechariah the son of Iddo, prophesied unto the Jews that were in Judah and Jerusalem in the name of the God of Israel, even unto them. آنگاه داریوش پادشاه، فرمان داد تا در کتابخانه بابل که خزانه‌ها در آن موضوع بودتفحص کردند. bible_en_fa Then rose up Zerubbabel the son of Shealtiel, and Jeshua the son of Jozadak, and began to build the house of God which is at Jerusalem: and with them were the prophets of God helping them. و در قصر احمتا که در ولایت مادیان است، طوماری یافت شد و تذکره‌ای درآن بدین مضمون مکتوب بود: bible_en_fa At the same time came to them Tatnai, governor on this side the river, and Shethar-boznai, and their companions, and said thus unto them, Who hath commanded you to build this house, and to make up this wall? «در سال اول کورش پادشاه، همین کورش پادشاه درباره خانه خدا در اورشلیم فرمان داد که آن خانه‌ای که قربانی‌ها در آن می‌گذرانیدند، بنا شود و بنیادش تعمیر گردد و بلندی‌اش شصت ذراع و عرضش شصت ذراع باشد. bible_en_fa Then said we unto them after this manner, What are the names of the men that make this building? با سه صف سنگهای بزرگ ویک صف چوب نو. و خرجش از خانه پادشاه داده شود. bible_en_fa But the eye of their God was upon the elders of the Jews, that they could not cause them to cease, till the matter came to Darius: and then they returned answer by letter concerning this matter. و نیز ظروف طلا و نقره خانه خدا راکه نبوکدنصر آنها را از هیکل اورشلیم گرفته، به بابل آورده بود پس بدهند و آنها را به‌جای خوددر هیکل اورشلیم باز برند و آنها را در خانه خدابگذارند. bible_en_fa The copy of the letter that Tatnai, governor on this side the river, and Shethar-boznai, and his companions the Apharsachites, which were on this side the river, sent unto Darius the king: «پس حال‌ای تتنای، والی ماورای نهر وشتربوزنای و رفقای شما و افرسکیانی که به آنطرف نهر می‌باشید، از آنجا دور شوید. bible_en_fa They sent a letter unto him, wherein was written thus; Unto Darius the king, all peace. و به کار این خانه خدا متعرض نباشید. اما حاکم یهودو مشایخ یهودیان این خانه خدا را در جایش بنانمایند. bible_en_fa Be it known unto the king, that we went into the province of Judea, to the house of the great God, which is builded with great stones, and timber is laid in the walls, and this work goeth fast on, and prospereth in their hands. و فرمانی نیز از من صادر شده است که شما با این مشایخ یهود به جهت بنا نمودن این خانه خدا چگونه رفتار نمایید. از مال خاص پادشاه، یعنی از مالیات ماورای نهر، خرج به این مردمان، بلا تاخیر داده شود تا معطل نباشند. bible_en_fa Then asked we those elders, and said unto them thus, Who commanded you to build this house, and to make up these walls? ومایحتاج ایشان را از گاوان و قوچها و بره‌ها به جهت قربانی های سوختنی برای خدای آسمان وگندم و نمک و شراب و روغن، برحسب قول کاهنانی که در اورشلیم هستند، روز به روز به ایشان بی‌کم و زیاد داده شود. bible_en_fa We asked their names also, to certify thee, that we might write the names of the men that were the chief of them. تا آنکه هدایای خوشبو برای خدای آسمان بگذرانند و به جهت عمر پادشاه و پسرانش دعا نمایند. bible_en_fa And thus they returned us answer, saying, We are the servants of the God of heaven and earth, and build the house that was builded these many years ago, which a great king of Israel builded and set up. و دیگرفرمانی از من صادر شد که هرکس که این حکم راتبدیل نماید، از خانه او تیری گرفته شود و او برآن آویخته و مصلوب گردد و خانه او به‌سبب این عمل مزبله بشود. bible_en_fa But after that our fathers had provoked the God of heaven unto wrath, he gave them into the hand of Nebuchadnezzar the king of Babylon, the Chaldean, who destroyed this house, and carried the people away into Babylon. و آن خدا که نام خود را درآنجا ساکن گردانیده است، هر پادشاه یا قوم را که دست خود را برای تبدیل این امر و خرابی این خانه خدا که در اورشلیم است دراز نماید، هلاک سازد. من داریوش این حکم را صادر فرمودم، پس این عمل بلا تاخیر کرده شود.» bible_en_fa But in the first year of Cyrus the king of Babylon the same king Cyrus made a decree to build this house of God. آنگاه تتنای، والی ماورای نهر و شتربوزنای و رفقای ایشان بروفق فرمانی که داریوش پادشاه فرستاده بود، بلاتاخیر عمل نمودند. bible_en_fa And the vessels also of gold and silver of the house of God, which Nebuchadnezzar took out of the temple that was in Jerusalem, and brought them into the temple of Babylon, those did Cyrus the king take out of the temple of Babylon, and they were delivered unto one, whose name was Sheshbazzar, whom he had made governor; و مشایخ یهود به بنا نمودن مشغول شدند و برحسب نبوت حجی نبی و زکریا ابن عدو کار را پیش بردند وبرحسب حکم خدای اسرائیل و فرمان کورش وداریوش و ارتحشستا، پادشاهان فارس آن را بنا نموده، به انجام رسانیدند. bible_en_fa And said unto him, Take these vessels, go, carry them into the temple that is in Jerusalem, and let the house of God be builded in his place. و این خانه، در روزسوم ماه اذار در سال ششم داریوش پادشاه، تمام شد. bible_en_fa Then came the same Sheshbazzar, and laid the foundation of the house of God which is in Jerusalem: and since that time even until now hath it been in building, and yet it is not finished. و بنی‌اسرائیل، یعنی کاهنان و لاویان وسایر آنانی که از اسیری برگشته بودند، این خانه خدا را با شادمانی تبریک نمودند. bible_en_fa Now therefore, if it seem good to the king, let there be search made in the king's treasure house, which is there at Babylon, whether it be so, that a decree was made of Cyrus the king to build this house of God at Jerusalem, and let the king send his pleasure to us concerning this matter. و برای تبریک این خانه خدا صد گاو و دویست قوچ وچهارصد بره و به جهت قربانی گناه برای تمامی اسرائیل، دوازده بز نر موافق شماره اسباطاسرائیل گذرانیدند. bible_en_fa Then Darius the king made a decree, and search was made in the house of the rolls, where the treasures were laid up in Babylon. و کاهنان را درفرقه های ایشان و لاویان را در قسمتهای ایشان، بر خدمت خدایی که در اورشلیم است برحسب آنچه در کتاب موسی مکتوب است قراردادند. bible_en_fa And there was found at Achmetha, in the palace that is in the province of the Medes, a roll, and therein was a record thus written: و آنانی که از اسیری برگشته بودند، عیدفصح را در روز چهاردهم ماه اول نگاه داشتند. bible_en_fa In the first year of Cyrus the king the same Cyrus the king made a decree concerning the house of God at Jerusalem, Let the house be builded, the place where they offered sacrifices, and let the foundations thereof be strongly laid; the height thereof threescore cubits, and the breadth thereof threescore cubits; زیرا که کاهنان و لاویان، جمیع خویشتن راطاهر ساختند و چون همه ایشان طاهر شدند، فصح را برای همه آنانی که از اسیری برگشته بودند و برای برادران خود کاهنان و برای خودشان ذبح کردند. bible_en_fa With three rows of great stones, and a row of new timber: and let the expences be given out of the king's house: و بنی‌اسرائیل که ازاسیری برگشته بودند با همه آنانی که خویشتن را از رجاسات امت های زمین جدا ساخته، به ایشان پیوسته بودند تا یهوه خدای اسرائیل را بطلبند، آن را خوردند.و عید فطیر راهفت روز با شادمانی نگاه داشتند، چونکه خداوند ایشان را مسرور ساخت از اینکه دل پادشاه آشور را به ایشان مایل گردانیده، دستهای ایشان را برای ساختن خانه خدای حقیقی که خدای اسرائیل باشد، قوی گردانید. bible_en_fa And also let the golden and silver vessels of the house of God, which Nebuchadnezzar took forth out of the temple which is at Jerusalem, and brought unto Babylon, be restored, and brought again unto the temple which is at Jerusalem, every one to his place, and place them in the house of God. و عید فطیر راهفت روز با شادمانی نگاه داشتند، چونکه خداوند ایشان را مسرور ساخت از اینکه دل پادشاه آشور را به ایشان مایل گردانیده، دستهای ایشان را برای ساختن خانه خدای حقیقی که خدای اسرائیل باشد، قوی گردانید. bible_en_fa Now therefore, Tatnai, governor beyond the river, Shethar-boznai, and your companions the Apharsachites, which are beyond the river, be ye far from thence: و بعد از این امور، در سلطنت ارتحشستاپادشاه فارس، عزرا ابن سرایا ابن عزریا ابن حلقیا، bible_en_fa Let the work of this house of God alone; let the governor of the Jews and the elders of the Jews build this house of God in his place. ابن شلوم بن صادوق بن اخیطوب، bible_en_fa Moreover I made a decree what ye shall do to the elders of these Jews for the building of this house of God: that of the king's goods, even of the tribute beyond the river, forthwith expences be given unto these men, that they be not hindered. بن امریا ابن عزریا ابن مرایوت، bible_en_fa And that which they have need of, both young bullocks, and rams, and lambs, for the burnt offerings of the God of heaven, wheat, salt, wine, and oil, according to the appointment of the priests which are at Jerusalem, let it be given them day by day without fail: بن زرحیا ابن عزی ابن بقی، bible_en_fa That they may offer sacrifices of sweet savours unto the God of heaven, and pray for the life of the king, and of his sons. ابن ابیشوع بن فینحاس بن العازار بن هارون رئیس کهنه، bible_en_fa Also I have made a decree, that whosoever shall alter this word, let timber be pulled down from his house, and being set up, let him be hanged thereon; and let his house be made a dunghill for this. این عزرا از بابل برآمد و اودر شریعت موسی که یهوه خدای اسرائیل آن راداده بود، کاتب ماهر بود و پادشاه بروفق دست یهوه خدایش که با وی می‌بود، هر‌چه را که اومی خواست به وی می‌داد. bible_en_fa And the God that hath caused his name to dwell there destroy all kings and people, that shall put to their hand to alter and to destroy this house of God which is at Jerusalem. I Darius have made a decree; let it be done with speed. و بعضی ازبنی‌اسرائیل و از کاهنان و لاویان و مغنیان ودربانان و نتینیم نیز در سال هفتم ارتحشستاپادشاه به اورشلیم برآمدند. bible_en_fa Then Tatnai, governor on this side the river, Shethar-boznai, and their companions, according to that which Darius the king had sent, so they did speedily. و او در ماه پنجم سال هفتم پادشاه، به اورشلیم رسید. bible_en_fa And the elders of the Jews builded, and they prospered through the prophesying of Haggai the prophet and Zechariah the son of Iddo. And they builded, and finished it, according to the commandment of the God of Israel, and according to the commandment of Cyrus, and Darius, and Artaxerxes king of Persia. زیرا که درروز اول ماه اول، به بیرون رفتن از بابل شروع نمودو در روز اول ماه پنجم، بروفق دست نیکوی خدایش که با وی می‌بود، به اورشلیم رسید. bible_en_fa And this house was finished on the third day of the month Adar, which was in the sixth year of the reign of Darius the king. چونکه عزرا دل خود را به طلب نمودن شریعت خداوند و به عمل آوردن آن و به تعلیم دادن فرایض و احکام به اسرائیل مهیا ساخته بود. bible_en_fa And the children of Israel, the priests, and the Levites, and the rest of the children of the captivity, kept the dedication of this house of God with joy, و این است صورت مکتوبی که ارتحشستاپادشاه، به عزرای کاهن و کاتب داد که کاتب کلمات وصایای خداوند و فرایض او بر اسرائیل بود: bible_en_fa And offered at the dedication of this house of God an hundred bullocks, two hundred rams, four hundred lambs; and for a sin offering for all Israel, twelve he goats, according to the number of the tribes of Israel. «از جانب ارتحشستا شاهنشاه، به عزرای کاهن و کاتب کامل شریعت خدای آسمان، امابعد. bible_en_fa And they set the priests in their divisions, and the Levites in their courses, for the service of God, which is at Jerusalem; as it is written in the book of Moses. فرمانی از من صادر شد که هر کدام از قوم اسرائیل و کاهنان و لاویان ایشان که در سلطنت من هستند و به رفتن همراه تو به اورشلیم راضی باشند، بروند. bible_en_fa And the children of the captivity kept the passover upon the fourteenth day of the first month. چونکه تو از جانب پادشاه و هفت مشیر او، فرستاده شده‌ای تا درباره یهودا واورشلیم بروفق شریعت خدایت که در دست تواست، تفحص نمایی. bible_en_fa For the priests and the Levites were purified together, all of them were pure, and killed the passover for all the children of the captivity, and for their brethren the priests, and for themselves. و نقره و طلایی را که پادشاه و مشیرانش برای خدای اسرائیل که مسکن او در اورشلیم می‌باشد بذل کرده‌اند، ببری. bible_en_fa And the children of Israel, which were come again out of captivity, and all such as had separated themselves unto them from the filthiness of the heathen of the land, to seek the LORD God of Israel, did eat, و نیز تمامی نقره و طلایی را که در تمامی ولایت بابل بیابی، با هدایای تبرعی که قوم وکاهنان برای خانه خدای خود که در اورشلیم است داده‌اند، (ببری ). bible_en_fa And kept the feast of unleavened bread seven days with joy: for the LORD had made them joyful, and turned the heart of the king of Assyria unto them, to strengthen their hands in the work of the house of God, the God of Israel. لهذا با این گاوان وقوچها و بره‌ها و هدایای آردی و هدایای ریختنی آنها رابه اهتمام بخر و آنها را بر مذبح خانه خدای خودتان که در اورشلیم است، بگذران. bible_en_fa Now after these things, in the reign of Artaxerxes king of Persia, Ezra the son of Seraiah, the son of Azariah, the son of Hilkiah, و هر‌چه به نظر تو و برادرانت پسندآید که با بقیه نقره و طلا بکنید، برحسب اراده خدای خود به عمل آورید. bible_en_fa The son of Shallum, the son of Zadok, the son of Ahitub, و ظروفی که به جهت خدمت خانه خدایت به تو داده شده است، آنها را به حضور خدای اورشلیم تسلیم نما. bible_en_fa The son of Amariah, the son of Azariah, the son of Meraioth, واما چیزهای دیگر که برای خانه خدایت لازم باشد، هر‌چه برای تو اتفاق افتد که بدهی، آن را ازخزانه پادشاه بده. bible_en_fa The son of Zerahiah, the son of Uzzi, the son of Bukki, و از من ارتحشستا پادشاه فرمانی به تمامی خزانه‌داران ماورای نهر صادرشده است که هر‌چه عزرای کاهن و کاتب شریعت خدای آسمان از شما بخواهد، به تعجیل کرده شود. bible_en_fa The son of Abishua, the son of Phinehas, the son of Eleazar, the son of Aaron the chief priest: تا صد وزنه نقره و تا صد کر گندم و تاصد بت شراب و تا صد بت روغن و از نمک، هرچه بخواهد. bible_en_fa This Ezra went up from Babylon; and he was a ready scribe in the law of Moses, which the LORD God of Israel had given: and the king granted him all his request, according to the hand of the LORD his God upon him. هر‌چه خدای آسمان فرموده باشد، برای خانه خدای آسمان بلاتاخیر کرده شود، زیرا چرا غضب بر ملک پادشاه و پسرانش وارد آید. bible_en_fa And there went up some of the children of Israel, and of the priests, and the Levites, and the singers, and the porters, and the Nethinims, unto Jerusalem, in the seventh year of Artaxerxes the king. و شما را اطلاع می‌دهیم که بر همه کاهنان و لاویان و مغنیان و دربانان و نتینیم وخادمان این خانه خدا جزیه و خراج و باج نهادن جایز نیست. bible_en_fa And he came to Jerusalem in the fifth month, which was in the seventh year of the king. و تو‌ای عزرا، موافق حکمت خدایت که در دست تو می‌باشد، قاضیان و داوران از همه آنانی که شرایع خدایت را می‌دانند نصب نما تا بر جمیع اهل ماورای نهر داوری نمایند وآنانی را که نمی دانند تعلیم دهید. bible_en_fa For upon the first day of the first month began he to go up from Babylon, and on the first day of the fifth month came he to Jerusalem, according to the good hand of his God upon him. و هر‌که به شریعت خدایت و به فرمان پادشاه عمل ننماید، بر او بی‌محابا حکم شود، خواه به قتل یا به جلای وطن یا به ضبط اموال یا به حبس.» bible_en_fa For Ezra had prepared his heart to seek the law of the LORD, and to do it, and to teach in Israel statutes and judgments. متبارک باد یهوه خدای پدران ما که مثل این را در دل پادشاه نهاده است که خانه خداوند را که در اورشلیم است زینت دهد.و مرا در حضورپادشاه و مشیرانش و جمیع روسای مقتدر پادشاه منظور ساخت، پس من موافق دست یهوه خدایم که بر من می‌بود، تقویت یافتم و روسای اسرائیل را جمع کردم تا با من برآیند. bible_en_fa Now this is the copy of the letter that the king Artaxerxes gave unto Ezra the priest, the scribe, even a scribe of the words of the commandments of the LORD, and of his statutes to Israel. و مرا در حضورپادشاه و مشیرانش و جمیع روسای مقتدر پادشاه منظور ساخت، پس من موافق دست یهوه خدایم که بر من می‌بود، تقویت یافتم و روسای اسرائیل را جمع کردم تا با من برآیند. bible_en_fa Artaxerxes, king of kings, unto Ezra the priest, a scribe of the law of the God of heaven, perfect peace, and at such a time. و اینانند روسای آبای ایشان و این است نسب نامه آنانی که در سلطنت ارتحشستاپادشاه، با من از بابل برآمدند: bible_en_fa I make a decree, that all they of the people of Israel, and of his priests and Levites, in my realm, which are minded of their own freewill to go up to Jerusalem, go with thee. از بنی فینحاس، جرشوم و از بنی‌ایتامار، دانیال و از بنی داود، حطوش. bible_en_fa Forasmuch as thou art sent of the king, and of his seven counsellers, to inquire concerning Judah and Jerusalem, according to the law of thy God which is in thine hand; و از بنی شکنیا از بنی فروش، زکریا و بااو صد و پنجاه نفر از ذکوران به نسب نامه شمرده شدند. bible_en_fa And to carry the silver and gold, which the king and his counsellers have freely offered unto the God of Israel, whose habitation is in Jerusalem, از بنی فحت، موآب الیهو عینای ابن زرحیا و با او دویست نفر از ذکور. bible_en_fa And all the silver and gold that thou canst find in all the province of Babylon, with the freewill offering of the people, and of the priests, offering willingly for the house of their God which is in Jerusalem: از بنی شکنیا، ابن یحزیئیل و با او سیصد نفر از ذکور. bible_en_fa That thou mayest buy speedily with this money bullocks, rams, lambs, with their meat offerings and their drink offerings, and offer them upon the altar of the house of your God which is in Jerusalem. ازبنی عادین، عابد بن یوناتان و با او پنجاه نفر ازذکور. bible_en_fa And whatsoever shall seem good to thee, and to thy brethren, to do with the rest of the silver and the gold, that do after the will of your God. از بنی عیلام، اشعیا ابن عتلیا و با او هفتادنفر از ذکور. bible_en_fa The vessels also that are given thee for the service of the house of thy God, those deliver thou before the God of Jerusalem. از بنی شفطیا، زبدیا ابن میکائیل و بااو هشتاد نفر از ذکور. bible_en_fa And whatsoever more shall be needful for the house of thy God, which thou shalt have occasion to bestow, bestow it out of the king's treasure house. از بنی یوآب، عوبدیا ابن یحئیل و با او دویست و هجده نفر از ذکور. bible_en_fa And I, even I Artaxerxes the king, do make a decree to all the treasurers which are beyond the river, that whatsoever Ezra the priest, the scribe of the law of the God of heaven, shall require of you, it be done speedily, واز بنی شلومیت بن یوسفیا و با او صد وشصت نفراز ذکور. bible_en_fa Unto an hundred talents of silver, and to an hundred measures of wheat, and to an hundred baths of wine, and to an hundred baths of oil, and salt without prescribing how much. و از بنی بابای، زکریا ابن بابای و با او بیست و هشت نفر از ذکور. bible_en_fa Whatsoever is commanded by the God of heaven, let it be diligently done for the house of the God of heaven: for why should there be wrath against the realm of the king and his sons? و از بنی عزجد، یوحانان بن هقاطان و با او صد و ده نفر از ذکور. bible_en_fa Also we certify you, that touching any of the priests and Levites, singers, porters, Nethinims, or ministers of this house of God, it shall not be lawful to impose toll, tribute, or custom, upon them. و موخران از بنی ادونیقام بودند و این است نامهای ایشان: الیفلط ویعیئیل و شمعیا و با ایشان شصت نفر از ذکور. bible_en_fa And thou, Ezra, after the wisdom of thy God, that is in thine hand, set magistrates and judges, which may judge all the people that are beyond the river, all such as know the laws of thy God; and teach ye them that know them not. و از بنی بغوای، عوتای وزبود و با ایشان هفتاد نفر از ذکور. bible_en_fa And whosoever will not do the law of thy God, and the law of the king, let judgment be executed speedily upon him, whether it be unto death, or to banishment, or to confiscation of goods, or to imprisonment. پس ایشان را نزد نهری که به اهوا می‌رودجمع کردم و در آنجا سه روز اردو زدیم و چون قوم و کاهنان را بازدید کردم، از بنی لاوی کسی رادر آنجا نیافتم. bible_en_fa Blessed be the LORD God of our fathers, which hath put such a thing as this in the king's heart, to beautify the house of the LORD which is in Jerusalem: پس نزد الیعزر و اریئیل وشمعیا و الناتان و یاریب و الناتان و ناتان و زکریا ومشلام که روسا بودند و نزد یویاریب و الناتان که علما بودند، فرستادم. bible_en_fa And hath extended mercy unto me before the king, and his counsellers, and before all the king's mighty princes. And I was strengthened as the hand of the LORD my God was upon me, and I gathered together out of Israel chief men to go up with me. و پیغامی برای عدوی رئیس، در مکان کاسفیا به‌دست ایشان فرستادم وسخنانی که باید به عدو و برادرانش نتینیم که درمکان کاسقیا بودند بگویند، به ایشان القا کردم تاخادمان به جهت خانه خدای ما نزد ما بیاورند. bible_en_fa These are now the chief of their fathers, and this is the genealogy of them that went up with me from Babylon, in the reign of Artaxerxes the king. و از دست نیکوی خدای ما که با ما می‌بود، شخصی دانشمند از پسران محلی ابن لاوی ابن اسرائیل برای ما آوردند، یعنی شربیا را با پسران وبرادرانش که هجده نفر بودند. bible_en_fa Of the sons of Phinehas; Gershom: of the sons of Ithamar; Daniel: of the sons of David; Hattush. و حشبیا را نیز وبا او از بنی مراری اشعیا را. و برادران او و پسران ایشان را که بیست نفر بودند. bible_en_fa Of the sons of Shechaniah, of the sons of Pharosh; Zechariah: and with him were reckoned by genealogy of the males an hundred and fifty. و از نتینیم که داودو سروران، ایشان را برای خدمت لاویان تعیین نموده بودند. از نتینیم دویست و بیست نفر که جمیع به نام ثبت شده بودند. bible_en_fa Of the sons of Pahath-moab; Elihoenai the son of Zerahiah, and with him two hundred males. پس من در آنجانزد نهر اهوا به روزه داشتن اعلان نمودم تاخویشتن را در حضور خدای خود متواضع نموده، راهی راست برای خود و عیال خویش وهمه اموال خود از او بطلبیم. bible_en_fa Of the sons of Shechaniah; the son of Jahaziel, and with him three hundred males. زیرا خجالت داشتم که سپاهیان و سواران از پادشاه بخواهیم تاما را از دشمنان در راه اعانت کنند، چونکه به پادشاه عرض کرده، گفته بودیم که دست خدای ما بر هر‌که او را می‌طلبد، به نیکویی می‌باشد، اماقدرت و غضب او به ضد آنانی که او را ترک می‌کنند. bible_en_fa Of the sons also of Adin; Ebed the son of Jonathan, and with him fifty males. پس روزه گرفته، خدای خود را برای این طلب نمودیم و ما را مستجاب فرمود. bible_en_fa And of the sons of Elam; Jeshaiah the son of Athaliah, and with him seventy males. ودوازده نفر از روسای کهنه، یعنی شربیا و حشبیا وده نفر از برادران ایشان را با ایشان جدا کردم. bible_en_fa And of the sons of Shephatiah; Zebadiah the son of Michael, and with him fourscore males. ونقره و طلا و ظروف هدیه خدای ما را که پادشاه ومشیران و سرورانش و تمامی اسرائیلیانی که حضور داشتند داده بودند، به ایشان وزن نمودم. bible_en_fa Of the sons of Joab; Obadiah the son of Jehiel, and with him two hundred and eighteen males. پس ششصد و پنجاه وزنه نقره و صد وزنه ظروف نقره و صد وزنه طلا به‌دست ایشان وزن نمودم. bible_en_fa And of the sons of Shelomith; the son of Josiphiah, and with him an hundred and threescore males. و بیست طاس طلا هزار درهم و دوظرف برنج صیقلی خالص که مثل طلا گرانبها بود. bible_en_fa And of the sons of Bebai; Zechariah the son of Bebai, and with him twenty and eight males. و به ایشان گفتم: «شما برای خداوند مقدس می‌باشید و ظروف نیز مقدس است و نقره و طلا به جهت یهوه خدای پدران شما هدیه تبرعی است. bible_en_fa And of the sons of Azgad; Johanan the son of Hakkatan, and with him an hundred and ten males. پس بیدار باشید و اینها را حفظ نمایید تا به حضور روسای کهنه و لاویان و سروران آبای اسرائیل در اورشلیم، به حجره های خانه خداوندبه وزن بسپارید.» bible_en_fa And of the last sons of Adonikam, whose names are these, Eliphelet, Jeiel, and Shemaiah, and with them threescore males. آنگاه کاهنان و لاویان وزن طلا و نقره وظروف را گرفتند تا آنها را به خانه خدای ما به اورشلیم برسانند. bible_en_fa Of the sons also of Bigvai; Uthai, and Zabbud, and with them seventy males. پس در روز دوازدهم ماه اول از نهر اهوا کوچ کرده، متوجه اورشلیم شدیم و دست خدای ما با ما بود و ما را از دست دشمنان و کمین نشینندگان سر راه خلاصی داد. bible_en_fa And I gathered them together to the river that runneth to Ahava; and there abode we in tents three days: and I viewed the people, and the priests, and found there none of the sons of Levi. و چون به اورشلیم رسیدیم سه روز درآنجاتوقف نمودیم. bible_en_fa Then sent I for Eliezer, for Ariel, for Shemaiah, and for Elnathan, and for Jarib, and for Elnathan, and for Nathan, and for Zechariah, and for Meshullam, chief men; also for Joiarib, and for Elnathan, men of understanding. و در روز چهارم، نقره و طلا و ظروف را در خانه خدای ما به‌دست مریموت بن اوریای کاهن وزن کردند و العازار بن فینحاس با اوبود و یوزاباد بن یشوع و نوعدیا ابن بنوی لاویان باایشان بودند. bible_en_fa And I sent them with commandment unto Iddo the chief at the place Casiphia, and I told them what they should say unto Iddo, and to his brethren the Nethinims, at the place Casiphia, that they should bring unto us ministers for the house of our God. همه را به شماره و به وزن (حساب کردند) و وزن همه در آن وقت نوشته شد. bible_en_fa And by the good hand of our God upon us they brought us a man of understanding, of the sons of Mahli, the son of Levi, the son of Israel; and Sherebiah, with his sons and his brethren, eighteen; و اسیرانی که از اسیری برگشته بودند، قربانی های سوختنی برای خدای اسرائیل گذرانیدند، یعنی دوازده گاو و نود و شش قوچ وهفتاد و هفت بره و دوازده بز نر، به جهت قربانی گناه، برای تمامی اسرائیل که همه اینها قربانی سوختنی برای خداوند بود.و چون فرمانهای پادشاه را به امرای پادشاه و والیان ماورای نهردادند، ایشان قوم و خانه خدا را اعانت نمودند. bible_en_fa And Hashabiah, and with him Jeshaiah of the sons of Merari, his brethren and their sons, twenty; و چون فرمانهای پادشاه را به امرای پادشاه و والیان ماورای نهردادند، ایشان قوم و خانه خدا را اعانت نمودند. bible_en_fa Also of the Nethinims, whom David and the princes had appointed for the service of the Levites, two hundred and twenty Nethinims: all of them were expressed by name. و بعد از تمام شدن این وقایع، سروران نزدمن آمده، گفتند: «قوم اسرائیل و کاهنان ولاویان خویشتن را از امت های کشورها جدانکرده‌اند بلکه موافق رجاسات ایشان، یعنی کنعانیان و حتیان و فرزیان و یبوسیان و عمونیان وموآبیان و مصریان و اموریان (رفتار نموده اند). bible_en_fa Then I proclaimed a fast there, at the river of Ahava, that we might afflict ourselves before our God, to seek of him a right way for us, and for our little ones, and for all our substance. زیرا که از دختران ایشان برای خود و پسران خویش زنان گرفته و ذریت مقدس را با امت های کشورها مخلوط کرده‌اند و دست روسا و حاکمان در این خیانت مقدم بوده است.» bible_en_fa For I was ashamed to require of the king a band of soldiers and horsemen to help us against the enemy in the way: because we had spoken unto the king, saying, The hand of our God is upon all them for good that seek him; but his power and his wrath is against all them that forsake him. پس چون این سخن را شنیدم، جامه و ردای خود را چاک زدم و موی سر و ریش خود را کندم و متحیر نشستم. bible_en_fa So we fasted and besought our God for this: and he was intreated of us. آنگاه، همه آنانی که به‌سبب این عصیان اسیران، از کلام خدای اسرائیل می‌ترسیدند، نزد من جمع شدند و من تا وقت هدیه شام، متحیر نشستم. bible_en_fa Then I separated twelve of the chief of the priests, Sherebiah, Hashabiah, and ten of their brethren with them, و در وقت هدیه شام، از تذلل خود برخاستم وبا لباس و ردای دریده، به زانو درآمدم و دست خود را بسوی یهوه خدای خویش برافراشتم. bible_en_fa And weighed unto them the silver, and the gold, and the vessels, even the offering of the house of our God, which the king, and his counsellers, and his lords, and all Israel there present, had offered: و گفتم: «ای خدای من، خجالت دارم و از بلند کردن روی خود بسوی توای خدایم شرم دارم، زیرا گناهان ما بالای سر مازیاده شده، و تقصیرهای ما تا به آسمان عظیم گردیده است. bible_en_fa I even weighed unto their hand six hundred and fifty talents of silver, and silver vessels an hundred talents, and of gold an hundred talents; ما از ایام پدران خود تا امروزمرتکب تقصیرهای عظیم شده‌ایم و ما وپادشاهان و کاهنان ما به‌سبب گناهان خویش، به‌دست پادشاهان کشورها به شمشیر و اسیری وتاراج و رسوایی تسلیم گردیده‌ایم، چنانکه امروزشده است. bible_en_fa Also twenty basons of gold, of a thousand drams; and two vessels of fine copper, precious as gold. و حال اندک زمانی لطف از جانب یهوه خدای ما بر ما ظاهر شده، مفری برای ماواگذاشته است و ما را در مکان مقدس خودمیخی عطا فرموده است و خدای ما چشمان ما راروشن ساخته، اندک حیات تازه‌ای در حین بندگی ما به ما بخشیده است. bible_en_fa And I said unto them, Ye are holy unto the LORD; the vessels are holy also; and the silver and the gold are a freewill offering unto the LORD God of your fathers. زیرا که ما بندگانیم، لیکن خدای ما، ما را در حالت بندگی ترک نکرده است، بلکه ما را منظور پادشاهان فارس گردانیده، حیات تازه به ما بخشیده است تا خانه خدای خود را بنانماییم و خرابیهای آن را تعمیر کنیم و ما را دریهودا و اورشلیم قلعه‌ای بخشیده است. bible_en_fa Watch ye, and keep them, until ye weigh them before the chief of the priests and the Levites, and chief of the fathers of Israel, at Jerusalem, in the chambers of the house of the LORD. وحال‌ای خدای ما بعد از این چه گوییم، زیرا که اوامر تو را ترک نموده‌ایم. bible_en_fa So took the priests and the Levites the weight of the silver, and the gold, and the vessels, to bring them to Jerusalem unto the house of our God. که آنها را به‌دست بندگان خود انبیا امر فرموده و گفته‌ای که آن زمینی که شما برای تصرف آن می‌روید، زمینی است که از نجاسات امت های کشورها نجس شده است و آن را به رجاسات و نجاسات خویش، از سر تا سر مملو ساخته‌اند. bible_en_fa Then we departed from the river of Ahava on the twelfth day of the first month, to go unto Jerusalem: and the hand of our God was upon us, and he delivered us from the hand of the enemy, and of such as lay in wait by the way. پس الان، دختران خود را به پسران ایشان مدهید ودختران ایشان را برای پسران خود مگیرید و سلامتی و سعادتمندی ایشان را تا به ابد مطلبید تاقوی شوید و نیکویی آن زمین را بخورید و آن رابرای پسران خود به ارثیت ابدی واگذارید. bible_en_fa And we came to Jerusalem, and abode there three days. وبعد از همه این بلایایی که به‌سبب اعمال زشت وتقصیرهای عظیم ما بر ما وارد شده است، با آنکه تو‌ای خدای ما، ما را کمتر از گناهان ما عقوبت رسانیده‌ای و چنین خلاصی‌ای به ما داده‌ای، bible_en_fa Now on the fourth day was the silver and the gold and the vessels weighed in the house of our God by the hand of Meremoth the son of Uriah the priest; and with him was Eleazar the son of Phinehas; and with them was Jozabad the son of Jeshua, and Noadiah the son of Binnui, Levites; آیا می‌شود که ما بار دیگر اوامر تو را بشکنیم وبا امت هایی که مرتکب این رجاسات شده‌اند، مصاهرت نماییم؟ و آیا تو بر ما غضب نخواهی نمود و ما را چنان هلاک نخواهی ساخت که بقیتی و نجاتی باقی نماند؟‌ای یهوه خدای اسرائیل تو عادل هستی چونکه بقیتی از ما مثل امروزناجی شده‌اند، اینک ما به حضور تو درتقصیرهای خویش حاضریم، زیرا کسی نیست که به‌سبب این کارها، در حضور تو تواند ایستاد.» bible_en_fa By number and by weight of every one: and all the weight was written at that time. ‌ای یهوه خدای اسرائیل تو عادل هستی چونکه بقیتی از ما مثل امروزناجی شده‌اند، اینک ما به حضور تو درتقصیرهای خویش حاضریم، زیرا کسی نیست که به‌سبب این کارها، در حضور تو تواند ایستاد.» bible_en_fa Also the children of those that had been carried away, which were come out of the captivity, offered burnt offerings unto the God of Israel, twelve bullocks for all Israel, ninety and six rams, seventy and seven lambs, twelve he goats for a sin offering: all this was a burnt offering unto the LORD. پس چون عزرا دعا و اعتراف می‌نمود وگریه‌کنان پیش خانه خدا رو به زمین نهاده بود، گروه بسیار عظیمی از مردان و زنان واطفال اسرائیل نزد وی جمع شدند، زیرا قوم زارزار می‌گریستند. bible_en_fa And they delivered the king's commissions unto the king's lieutenants, and to the governors on this side the river: and they furthered the people, and the house of God. و شکنیا ابن یحئیل که ازبنی عیلام بود جواب داد و به عزرا گفت: «ما به خدای خویش خیانت ورزیده، زنان غریب ازقومهای زمین گرفته‌ایم، لیکن الان امیدی برای اسرائیل در این باب باقی است. bible_en_fa Now when these things were done, the princes came to me, saying, The people of Israel, and the priests, and the Levites, have not separated themselves from the people of the lands, doing according to their abominations, even of the Canaanites, the Hittites, the Perizzites, the Jebusites, the Ammonites, the Moabites, the Egyptians, and the Amorites. پس حال باخدای خویش عهد ببندیم که آن زنان و اولادایشان را برحسب مشورت آقایم و آنانی که از امرخدای ما می‌ترسند دور کنیم و موافق شریعت عمل نماییم. bible_en_fa For they have taken of their daughters for themselves, and for their sons: so that the holy seed have mingled themselves with the people of those lands: yea, the hand of the princes and rulers hath been chief in this trespass. برخیز زیرا که این کار تو است و مابا تو می‌باشیم. پس قوی‌دل باش و به‌کار بپرداز.» bible_en_fa And when I heard this thing, I rent my garment and my mantle, and plucked off the hair of my head and of my beard, and sat down astonied. آنگاه عزرا برخاسته، روسای کهنه و لاویان و تمامی اسرائیل را قسم داد که برحسب این سخن عمل نمایند، پس قسم خوردند. bible_en_fa Then were assembled unto me every one that trembled at the words of the God of Israel, because of the transgression of those that had been carried away; and I sat astonied until the evening sacrifice. و عزرا ازپیش روی خانه خدا برخاسته، به حجره یهوحانان بن الیاشیب رفت و نان نخورده و آب ننوشیده، به آنجا رفت، زیرا که به‌سبب تقصیراسیران ماتم گرفته بود. bible_en_fa And at the evening sacrifice I arose up from my heaviness; and having rent my garment and my mantle, I fell upon my knees, and spread out my hands unto the LORD my God. و به همه اسیران در یهوداو اورشلیم ندا دردادند که به اورشلیم جمع شوند. bible_en_fa And said, O my God, I am ashamed and blush to lift up my face to thee, my God: for our iniquities are increased over our head, and our trespass is grown up unto the heavens. و هر کسی‌که تا روز سوم، برحسب مشورت سروران و مشایخ حاضر نشود، اموال او ضبطگردد و خودش از جماعت اسیران جدا شود. bible_en_fa Since the days of our fathers have we been in a great trespass unto this day; and for our iniquities have we, our kings, and our priests, been delivered into the hand of the kings of the lands, to the sword, to captivity, and to a spoil, and to confusion of face, as it is this day. پس در روز سوم که روز بیستم ماه نهم بود، همه مردان یهودا و بنیامین در اورشلیم جمع شدند وتمامی قوم در سعه خانه خدا نشستند. و به‌سبب این امر و به‌سبب باران، سخت می‌لرزیدند. bible_en_fa And now for a little space grace hath been shewed from the LORD our God, to leave us a remnant to escape, and to give us a nail in his holy place, that our God may lighten our eyes, and give us a little reviving in our bondage. آنگاه عزرای کاهن برخاسته، به ایشان گفت: «شما خیانت ورزیده و زنان غریب گرفته، جرم اسرائیل را افزوده‌اید. bible_en_fa For we were bondmen; yet our God hath not forsaken us in our bondage, but hath extended mercy unto us in the sight of the kings of Persia, to give us a reviving, to set up the house of our God, and to repair the desolations thereof, and to give us a wall in Judah and in Jerusalem. پس الان یهوه خدای پدران خود را تمجید نمایید و به اراده او عمل کنید و خویشتن را از قومهای زمین و از زنان غریب جدا سازید.» bible_en_fa And now, O our God, what shall we say after this? for we have forsaken thy commandments, تمامی جماعت به آواز بلند جواب دادند وگفتند: «چنانکه به ما گفته‌ای همچنان عمل خواهیم نمود. bible_en_fa Which thou hast commanded by thy servants the prophets, saying, The land, unto which ye go to possess it, is an unclean land with the filthiness of the people of the lands, with their abominations, which have filled it from one end to another with their uncleanness. اما خلق بسیارند و وقت باران است و طاقت نداریم که بیرون بایستیم و این امرکار یک یا دو روز نیست، زیرا که در این باب گناه عظیمی کرده‌ایم. bible_en_fa Now therefore give not your daughters unto their sons, neither take their daughters unto your sons, nor seek their peace or their wealth for ever: that ye may be strong, and eat the good of the land, and leave it for an inheritance to your children for ever. پس سروران ما برای تمامی جماعت تعیین بشوند و جمیع کسانی که درشهرهای ما زنان غریب گرفته‌اند، در وقت های معین بیایند و مشایخ و داوران هر شهر همراه ایشان بیایند، تا حدت خشم خدای ما درباره این امر از ما رفع گردد.» bible_en_fa And after all that is come upon us for our evil deeds, and for our great trespass, seeing that thou our God hast punished us less than our iniquities deserve, and hast given us such deliverance as this; لهذا یوناتان بن عسائیل و یحزیا ابن تقوه براین امر معین شدند و مشلام و شبتائی لاوی، ایشان را اعانت نمودند. bible_en_fa Should we again break thy commandments, and join in affinity with the people of these abominations? wouldest not thou be angry with us till thou hadst consumed us, so that there should be no remnant nor escaping? و اسیران چنین کردندو عزرای کاهن و بعضی از روسای آبا، برحسب خاندانهای آبای خود منتخب شدند و نامهای همه ایشان ثبت گردید. پس در روز اول ماه دهم، برای تفتیش این امر نشستند. bible_en_fa O LORD God of Israel, thou art righteous: for we remain yet escaped, as it is this day: behold, we are before thee in our trespasses: for we cannot stand before thee because of this. و تا روز اول ماه اول، کار همه مردانی را که زنان غریب گرفته بودند، به اتمام رسانیدند. bible_en_fa Now when Ezra had prayed, and when he had confessed, weeping and casting himself down before the house of God, there assembled unto him out of Israel a very great congregation of men and women and children: for the people wept very sore. و بعضی از پسران کاهنان پیدا شدند که زنان غریب گرفته بودند. ازبنی یشوع بن یوصاداق و برادرانش معسیا و الیعزرو یاریب و جدلیا. bible_en_fa And Shechaniah the son of Jehiel, one of the sons of Elam, answered and said unto Ezra, We have trespassed against our God, and have taken strange wives of the people of the land: yet now there is hope in Israel concerning this thing. و ایشان دست دادند که زنان خود را بیرون نمایند و قوچی به جهت قربانی جرم خود گذرانیدند. bible_en_fa Now therefore let us make a covenant with our God to put away all the wives, and such as are born of them, according to the counsel of my lord, and of those that tremble at the commandment of our God; and let it be done according to the law. و از بنی امیر، حنانی و زبدیا. bible_en_fa Arise; for this matter belongeth unto thee: we also will be with thee: be of good courage, and do it. و ازبنی حاریم، معسیا و ایلیا و شمعیا و یحیئیل وعزیا. bible_en_fa Then arose Ezra, and made the chief priests, the Levites, and all Israel, to swear that they should do according to this word. And they sware. و از بنی فشحور، الیوعینای و معسیا واسمعیل و نتنئیل و یوزاباد و العاسه. bible_en_fa Then Ezra rose up from before the house of God, and went into the chamber of Johanan the son of Eliashib: and when he came thither, he did eat no bread, nor drink water: for he mourned because of the transgression of them that had been carried away. و ازلاویان، یوزاباد و شمعی و قلایا که قلیطا باشد. وفتحیا و یهودا و الیعزر. bible_en_fa And they made proclamation throughout Judah and Jerusalem unto all the children of the captivity, that they should gather themselves together unto Jerusalem; و از مغنیان، الیاشیب واز دربانان، شلوم و طالم و اوری. bible_en_fa And that whosoever would not come within three days, according to the counsel of the princes and the elders, all his substance should be forfeited, and himself separated from the congregation of those that had been carried away. و اما ازاسرائیلیان: از بنی فرعوش، رمیا و یزیا و ملکیا ومیامین و العازار و ملکیا و بنایا. bible_en_fa Then all the men of Judah and Benjamin gathered themselves together unto Jerusalem within three days. It was the ninth month, on the twentieth day of the month; and all the people sat in the street of the house of God, trembling because of this matter, and for the great rain. و از بنی عیلام، متنیا و زکریا و یحیئیل و عبدی و یریموت و ایلیا. bible_en_fa And Ezra the priest stood up, and said unto them, Ye have transgressed, and have taken strange wives, to increase the trespass of Israel. و از بنی زتو، الیوعینای و الیاشیب و متنیا ویریموت و زاباد و عزیزا. bible_en_fa Now therefore make confession unto the LORD God of your fathers, and do his pleasure: and separate yourselves from the people of the land, and from the strange wives. و از بنی بابای، یهوحانان و حننیا و زبای و عتلای. bible_en_fa Then all the congregation answered and said with a loud voice, As thou hast said, so must we do. و ازبنی بانی، مشلام و ملوک و عدایا و یاشوب و شال و راموت. bible_en_fa But the people are many, and it is a time of much rain, and we are not able to stand without, neither is this a work of one day or two: for we are many that have transgressed in this thing. و از بنی فحت، موآب عدنا و کلال وبنایا و معسیا و متنیا و بصلئیل و بنوی و منسی. bible_en_fa Let now our rulers of all the congregation stand, and let all them which have taken strange wives in our cities come at appointed times, and with them the elders of every city, and the judges thereof, until the fierce wrath of our God for this matter be turned from us. و از بنی حاریم، الیعزر و اشیا و ملکیا و شمعیا وشمعون. bible_en_fa Only Jonathan the son of Asahel and Jahaziah the son of Tikvah were employed about this matter: and Meshullam and Shabbethai the Levite helped them. و بنیامین و ملوک و شمریا. bible_en_fa And the children of the captivity did so. And Ezra the priest, with certain chief of the fathers, after the house of their fathers, and all of them by their names, were separated, and sat down in the first day of the tenth month to examine the matter. ازبنی حاشوم، متنای و متاته و زاباد و الیفلط ویریمای و منسی و شمعی. bible_en_fa And they made an end with all the men that had taken strange wives by the first day of the first month. از بنی بانی، معدای و عمرام و اوئیل. bible_en_fa And among the sons of the priests there were found that had taken strange wives: namely, of the sons of Jeshua the son of Jozadak, and his brethren; Maaseiah, and Eliezer, and Jarib, and Gedaliah. و بنایا و بیدیا وکلوهی. bible_en_fa And they gave their hands that they would put away their wives; and being guilty, they offered a ram of the flock for their trespass. و ونیا و مریموت و الیاشیب. bible_en_fa And of the sons of Immer; Hanani, and Zebadiah. ومتنیا و متنای و یعسو. bible_en_fa And of the sons of Harim; Maaseiah, and Elijah, and Shemaiah, and Jehiel, and Uzziah. و بانی و بنوی و شمعی. bible_en_fa And of the sons of Pashur; Elioenai, Maaseiah, Ishmael, Nethaneel, Jozabad, and Elasah. و شلمیا و ناتان و عدایا. bible_en_fa Also of the Levites; Jozabad, and Shimei, and Kelaiah, (the same is Kelita,) Pethahiah, Judah, and Eliezer. ومکندبای و شاشای و شارای. bible_en_fa Of the singers also; Eliashib: and of the porters; Shallum, and Telem, and Uri. و عزرئیل وشلمیا و شمریا. bible_en_fa Moreover of Israel: of the sons of Parosh; Ramiah, and Jeziah, and Malchiah, and Miamin, and Eleazar, and Malchijah, and Benaiah. و شلوم و امریا و یوسف.از بنی نبو، یعیئیل و متتیا و زاباد و زبینا و یدوو یوئیل و بنایا. bible_en_fa And of the sons of Elam; Mattaniah, Zechariah, and Jehiel, and Abdi, and Jeremoth, and Eliah. از بنی نبو، یعیئیل و متتیا و زاباد و زبینا و یدوو یوئیل و بنایا. bible_en_fa And of the sons of Zattu; Elioenai, Eliashib, Mattaniah, and Jeremoth, and Zabad, and Aziza. کلام نحمیا ابن حکلیا: در ماه کسلو در سال بیستم هنگامی که من در دارالسلطنه شوشان بودم، واقع شد bible_en_fa Of the sons also of Bebai; Jehohanan, Hananiah, Zabbai, and Athlai. که حنانی، یکی ازبرادرانم با کسانی چند از یهودا آمدند و از ایشان درباره بقیه یهودی که از اسیری باقی‌مانده بودندو درباره اورشلیم سوال نمودم. bible_en_fa And of the sons of Bani; Meshullam, Malluch, and Adaiah, Jashub, and Sheal, and Ramoth. ایشان مراجواب دادند: «آنانی که آنجا در بلوک از اسیری باقی‌مانده‌اند در مصیبت سخت و افتضاح می‌باشند و حصار اورشلیم خراب ودروازه هایش به آتش سوخته شده است.» bible_en_fa And of the sons of Pahath-moab; Adna, and Chelal, Benaiah, Maaseiah, Mattaniah, Bezaleel, and Binnui, and Manasseh. و چون این سخنان را شنیدم، نشستم و گریه کرده، ایامی چند ماتم داشتم و به حضور خدای آسمانها روزه گرفته، دعا نمودم. bible_en_fa And of the sons of Harim; Eliezer, Ishijah, Malchiah, Shemaiah, Shimeon, و گفتم: «آه‌ای یهوه، خدای آسمانها، ای خدای عظیم و مهیب که عهد و رحمت را بر آنانی که تو را دوست می‌دارند و اوامر تو را حفظ می‌نمایند، نگاه می‌داری، bible_en_fa Benjamin, Malluch, and Shemariah. گوشهای تو متوجه و چشمانت گشاده شود و دعای بنده خود را که من در این وقت نزد تو روز و شب درباره بندگانت بنی‌اسرائیل می‌نمایم، اجابت فرمایی و به گناهان بنی‌اسرائیل که به تو ورزیده‌ایم، اعتراف می‌نمایم، زیرا که هم من و هم خاندان پدرم گناه کرده‌ایم. bible_en_fa Of the sons of Hashum; Mattenai, Mattathah, Zabad, Eliphelet, Jeremai, Manasseh, and Shimei. به درستی که به تو مخالفت عظیمی ورزیده‌ایم و اوامر و فرایض و احکامی را که به بنده خود موسی فرموده بودی، نگاه نداشته‌ایم. bible_en_fa Of the sons of Bani; Maadai, Amram, and Uel, پس حال، کلامی را که به بنده خود موسی‌امرفرمودی، بیاد آور که گفتی شما خیانت خواهیدورزید و من شما را در میان امت‌ها پراکنده خواهم ساخت. bible_en_fa Benaiah, Bedeiah, Chelluh, اما چون بسوی من بازگشت نمایید واوامر مرا نگاه داشته، به آنها عمل نمایید، اگر‌چه پراکندگان شما در اقصای آسمانها باشند، من ایشان را از آنجا جمع خواهم کرد و به مکانی که آن را برگزیده‌ام تا نام خود را در آن ساکن سازم درخواهم آورد. bible_en_fa Vaniah, Meremoth, Eliashib, و ایشان بندگان و قوم تومی باشند که ایشان را به قوت عظیم خود و به‌دست قوی خویش فدیه داده‌ای.‌ای خداوند، گوش تو بسوی دعای بنده ات و دعای بندگانت که به رغبت تمام از اسم تو ترسان می‌باشند، متوجه بشود و بنده خود را امروز کامیاب فرمایی و او را به حضور این مرد مرحمت عطا کنی.» زیراکه من ساقی پادشاه بودم. bible_en_fa Mattaniah, Mattenai, and Jaasau, ‌ای خداوند، گوش تو بسوی دعای بنده ات و دعای بندگانت که به رغبت تمام از اسم تو ترسان می‌باشند، متوجه بشود و بنده خود را امروز کامیاب فرمایی و او را به حضور این مرد مرحمت عطا کنی.» زیراکه من ساقی پادشاه بودم. bible_en_fa And Bani, and Binnui, Shimei, و در ماه نیسان، در سال بیستم ارتحشستاپادشاه، واقع شد که شراب پیش وی بود ومن شراب را گرفته، به پادشاه دادم و قبل از آن من در حضورش ملول نبودم. bible_en_fa And Shelemiah, and Nathan, and Adaiah, و پادشاه مرا گفت: «روی تو چرا ملول است با آنکه بیمار نیستی؟ این غیر از ملالت دل، چیزی نیست.» پس من بی‌نهایت ترسان شدم. bible_en_fa Machnadebai, Shashai, Sharai, و به پادشاه گفتم: «پادشاه تا به ابد زنده بماند، رویم چگونه ملول نباشد و حال آنکه شهری که موضع قبرهای پدرانم باشد، خراب است و دروازه هایش به آتش سوخته شده.» bible_en_fa Azareel, and Shelemiah, Shemariah, پادشاه مرا گفت: «چه چیز می‌طلبی؟» آنگاه نزد خدای آسمانها دعا نمودم bible_en_fa Shallum, Amariah, and Joseph. و به پادشاه گفتم: «اگر پادشاه را پسند آید و اگر بنده ات درحضورش التفات یابد، مرا به یهودا و شهرمقبره های پدرانم بفرستی تا آن را تعمیر نمایم.» bible_en_fa Of the sons of Nebo; Jeiel, Mattithiah, Zabad, Zebina, Jadau, and Joel, Benaiah. پادشاه مرا گفت و ملکه به پهلوی او نشسته بود: «طول سفرت چه قدر خواهد بود و کی مراجعت خواهی نمود؟» پس پادشاه صواب دیدکه مرا بفرستد و زمانی برایش تعیین نمودم. bible_en_fa All these had taken strange wives: and some of them had wives by whom they had children. و به پادشاه عرض کردم، اگر پادشاه مصلحت بیندمکتوبات برای والیان ماورای نهر به من عطا شودتا مرا بدرقه نمایند و به یهودا برسانند. bible_en_fa The words of Nehemiah the son of Hachaliah. And it came to pass in the month Chisleu, in the twentieth year, as I was in Shushan the palace, ومکتوبی نیز به آساف که ناظر درختستانهای پادشاه است تا چوب برای سقف دروازه های قصر که متعلق به خانه است، به من داده شود و هم برای حصار شهر و خانه‌ای که من در آن ساکن شوم. پس پادشاه برحسب دست مهربان خدایم که بر من بود، اینها را به من عطا فرمود. bible_en_fa That Hanani, one of my brethren, came, he and certain men of Judah; and I asked them concerning the Jews that had escaped, which were left of the captivity, and concerning Jerusalem. پس چون نزد والیان ماورای نهر رسیدم، مکتوبات پادشاه را به ایشان دادم و پادشاه، سرداران سپاه و سواران نیز همراه من فرستاده بود. bible_en_fa And they said unto me, The remnant that are left of the captivity there in the province are in great affliction and reproach: the wall of Jerusalem also is broken down, and the gates thereof are burned with fire. اما چون سنبلط حرونی و طوبیای غلام عمونی‌این را شنیدند، ایشان را بسیار ناپسند آمدکه کسی به جهت طلبیدن نیکویی بنی‌اسرائیل آمده است. bible_en_fa And it came to pass, when I heard these words, that I sat down and wept, and mourned certain days, and fasted, and prayed before the God of heaven, پس به اورشلیم رسیدم و در آنجا سه روزماندم. bible_en_fa And said, I beseech thee, O LORD God of heaven, the great and terrible God, that keepeth covenant and mercy for them that love him and observe his commandments: و شبگاهان به اتفاق چند نفری که همراه من بودند، برخاستم و به کسی نگفته بودم که خدایم در دل من چه نهاده بود که برای اورشلیم بکنم؛ و چهارپایی به غیر از آن چهارپایی که بر آن سوار بودم با من نبود. bible_en_fa Let thine ear now be attentive, and thine eyes open, that thou mayest hear the prayer of thy servant, which I pray before thee now, day and night, for the children of Israel thy servants, and confess the sins of the children of Israel, which we have sinned against thee: both I and my father's house have sinned. پس شبگاهان از دروازه وادی در مقابل چشمه اژدها تا دروازه خاکروبه بیرون رفتم و حصار اورشلیم را که خراب شده بود و دروازه هایش را که به آتش سوخته شده بود، ملاحظه نمودم. bible_en_fa We have dealt very corruptly against thee, and have not kept the commandments, nor the statutes, nor the judgments, which thou commandedst thy servant Moses. و از دروازه چشمه، نزدبرکه پادشاه گذشتم و برای عبور چهارپایی که زیرمن بود، راهی نبود. bible_en_fa Remember, I beseech thee, the word that thou commandedst thy servant Moses, saying, If ye transgress, I will scatter you abroad among the nations: و در آن شب به کنار نهربرآمده، حصار را ملاحظه نمودم و برگشته، ازدروازه وادی داخل شده، مراجعت نمودم. bible_en_fa But if ye turn unto me, and keep my commandments, and do them; though there were of you cast out unto the uttermost part of the heaven, yet will I gather them from thence, and will bring them unto the place that I have chosen to set my name there. وسروران ندانستند که کجا رفته یا چه کرده بودم، زیرا به یهودیان و به کاهنان و به شرفا و سروران وبه دیگر کسانی که در کار مشغول می‌بودند، هنوزخبر نداده بودم. bible_en_fa Now these are thy servants and thy people, whom thou hast redeemed by thy great power, and by thy strong hand. پس به ایشان گفتم: «شما بلایی را که در آن هستیم که اورشلیم چگونه خراب و دروازه هایش به آتش سوخته شده است، می‌بینید. بیایید وحصار اورشلیم را تعمیر نماییم تا دیگر رسوانباشیم.» bible_en_fa O Lord, I beseech thee, let now thine ear be attentive to the prayer of thy servant, and to the prayer of thy servants, who desire to fear thy name: and prosper, I pray thee, thy servant this day, and grant him mercy in the sight of this man. For I was the king's cupbearer. و ایشان را از دست خدای خود که بر من مهربان می‌بود و نیز از سخنانی که پادشاه به من گفته بود خبر دادم. آنگاه گفتند: «برخیزیم وتعمیر نماییم.» پس دستهای خود را برای کارخوب قوی ساختند. bible_en_fa And it came to pass in the month Nisan, in the twentieth year of Artaxerxes the king, that wine was before him: and I took up the wine, and gave it unto the king. Now I had not been beforetime sad in his presence. اما چون سنبلط حرونی و طوبیای غلام عمونی و جشم عربی این راشنیدند، ما را استهزا نمودند و ما را حقیر شمرده، گفتند: «این چه‌کار است که شما می‌کنید؟ آیا برپادشاه فتنه می‌انگیزید؟»من ایشان را جواب داده، گفتم: «خدای آسمانها ما را کامیاب خواهدساخت. پس ما که بندگان او هستیم برخاسته، تعمیر خواهیم نمود. اما شما را در اورشلیم، نه نصیبی و نه حقی و نه ذکری می‌باشد.» bible_en_fa Wherefore the king said unto me, Why is thy countenance sad, seeing thou art not sick? this is nothing else but sorrow of heart. Then I was very sore afraid, من ایشان را جواب داده، گفتم: «خدای آسمانها ما را کامیاب خواهدساخت. پس ما که بندگان او هستیم برخاسته، تعمیر خواهیم نمود. اما شما را در اورشلیم، نه نصیبی و نه حقی و نه ذکری می‌باشد.» bible_en_fa And said unto the king, Let the king live for ever: why should not my countenance be sad, when the city, the place of my fathers' sepulchres, lieth waste, and the gates thereof are consumed with fire? و الیاشیب، رئیس کهنه و برادرانش از کاهنان برخاسته، دروازه گوسفند را بناکردند. ایشان آن را تقدیس نموده، دروازه هایش را برپا نمودند و آن را تا برج میا و برج حننئیل تقدیس نمودند. bible_en_fa Then the king said unto me, For what dost thou make request? So I prayed to the God of heaven. و به پهلوی او، مردان اریحا بناکردند و به پهلوی ایشان، زکور بن امری بنا نمود. bible_en_fa And I said unto the king, If it please the king, and if thy servant have found favour in thy sight, that thou wouldest send me unto Judah, unto the city of my fathers' sepulchres, that I may build it. و پسران هسناه، دروازه ماهی را بنا کردند. ایشان سقف آن را ساختند و درهایش را با قفلها وپشت بندهایش برپا نمودند. bible_en_fa And the king said unto me, (the queen also sitting by him,) For how long shall thy journey be? and when wilt thou return? So it pleased the king to send me; and I set him a time. و به پهلوی ایشان، مریموت بن اوریا ابن حقوص تعمیر نمود و به پهلوی ایشان، مشلام بن برکیا ابن مشیزبئیل تعمیرنمود و به پهلوی ایشان، صادوق بن بعنا تعمیرنمود. bible_en_fa Moreover I said unto the king, If it please the king, let letters be given me to the governors beyond the river, that they may convey me over till I come into Judah; و به پهلوی ایشان، تقوعیان تعمیر کردند، اما بزرگان ایشان گردن خود را به خدمت خداوندخویش ننهادند. bible_en_fa And a letter unto Asaph the keeper of the king's forest, that he may give me timber to make beams for the gates of the palace which appertained to the house, and for the wall of the city, and for the house that I shall enter into. And the king granted me, according to the good hand of my God upon me. و یویاداع بن فاسیح و مشلام بن بسودیا، دروازه کهنه را تعمیر نمودند. ایشان سقف آن را ساختند و درهایش را با قفلها وپشت بندهایش برپا نمودند. bible_en_fa Then I came to the governors beyond the river, and gave them the king's letters. Now the king had sent captains of the army and horsemen with me. و به پهلوی ایشان، ملتیای جبعونی و یادون میرونوتی و مردان جبعون و مصفه آنچه را که متعلق به کرسی والی ماورای نهر بود، تعمیر نمودند. bible_en_fa When Sanballat the Horonite, and Tobiah the servant, the Ammonite, heard of it, it grieved them exceedingly that there was come a man to seek the welfare of the children of Israel. و به پهلوی ایشان، عزیئیل بن حرهایا که از زرگران بود، تعمیرنمود و به پهلوی او حننیا که از عطاران بود تعمیرنمود، پس اینان اورشلیم را تا حصار عریض، مستحکم ساختند. bible_en_fa So I came to Jerusalem, and was there three days. و به پهلوی ایشان، رفایا ابن حور که رئیس نصف بلد اورشلیم بود، تعمیرنمود. bible_en_fa And I arose in the night, I and some few men with me; neither told I any man what my God had put in my heart to do at Jerusalem: neither was there any beast with me, save the beast that I rode upon. و به پهلوی ایشان، یدایا ابن حروماف دربرابر خانه خود تعمیر نمود و به پهلوی اوحطوش بن حشبنیا، تعمیر نمود. bible_en_fa And I went out by night by the gate of the valley, even before the dragon well, and to the dung port, and viewed the walls of Jerusalem, which were broken down, and the gates thereof were consumed with fire. و ملکیا ابن حاریم و حشوب بن فحت موآب، قسمت دیگر وبرج تنورها را تعمیر نمودند. bible_en_fa Then I went on to the gate of the fountain, and to the king's pool: but there was no place for the beast that was under me to pass. و به پهلوی او، شلوم بن هلوحیش رئیس نصف بلد اورشلیم، او ودخترانش تعمیر نمودند. bible_en_fa Then went I up in the night by the brook, and viewed the wall, and turned back, and entered by the gate of the valley, and so returned. و حانون و ساکنان زانوح، دروازه وادی را تعمیر نمودند. ایشان آن را بنا کردند و درهایش را با قفلها و پشتبندهایش برپا نمودند و هزار ذراع حصار را تا دروازه خاکروبه. bible_en_fa And the rulers knew not whither I went, or what I did; neither had I as yet told it to the Jews, nor to the priests, nor to the nobles, nor to the rulers, nor to the rest that did the work. و ملکیا ابن رکاب رئیس بلدبیت هکاریم، دروازه خاکروبه را تعمیر نمود. اوآن را بنا کرد و درهایش را با قفلها و پشتبندهایش برپا نمود. bible_en_fa Then said I unto them, Ye see the distress that we are in, how Jerusalem lieth waste, and the gates thereof are burned with fire: come, and let us build up the wall of Jerusalem, that we be no more a reproach. و شلون بن کلخوزه رئیس بلد مصفه، دروازه چشمه را تعمیر نمود. او آن را بنا کرده، سقف آن را ساخت و درهایش را با قفلها وپشت بندهایش برپا نمود و حصار برکه شلح رانزد باغ پادشاه نیز تا زینه‌ای که از شهر داود فرودمی آمد. bible_en_fa Then I told them of the hand of my God which was good upon me; as also the king's words that he had spoken unto me. And they said, Let us rise up and build. So they strengthened their hands for this good work. و بعد از او نحمیا ابن عزبوق رئیس نصف بلد بیت صور، تا برابر مقبره داود و تا برکه مصنوعه و تا بیت جباران را تعمیر نمود. bible_en_fa But when Sanballat the Horonite, and Tobiah the servant, the Ammonite, and Geshem the Arabian, heard it, they laughed us to scorn, and despised us, and said, What is this thing that ye do? will ye rebel against the king? و بعداز او لاویان، رحوم بن بانی تعمیر نمود و به پهلوی او حشبیا رئیس نصف بلد قعیله در حصه خودتعمیر نمود. bible_en_fa Then answered I them, and said unto them, The God of heaven, he will prosper us; therefore we his servants will arise and build: but ye have no portion, nor right, nor memorial, in Jerusalem. و بعد از او برادران ایشان، بوای ابن حیناداد، رئیس نصف بلد قعیله تعمیر نمود. bible_en_fa Then Eliashib the high priest rose up with his brethren the priests, and they builded the sheep gate; they sanctified it, and set up the doors of it; even unto the tower of Meah they sanctified it, unto the tower of Hananeel. و به پهلوی او، عازر بن یشوع رئیس مصفه قسمت دیگر را در برابر فراز سلاح خانه نزدزاویه، تعمیر نمود. bible_en_fa And next unto him builded the men of Jericho. And next to them builded Zaccur the son of Imri. و بعد از او باروک بن زبای، به صمیم قلب قسمت دیگر را از زاویه تا دروازه الیاشیب، رئیس کهنه تعمیر نمود. bible_en_fa But the fish gate did the sons of Hassenaah build, who also laid the beams thereof, and set up the doors thereof, the locks thereof, and the bars thereof. و بعد از اومریموت بن اوریا ابن هقوص قسمت دیگر را ازدر خانه الیاشیب تا آخر خانه الیاشیب، تعمیرنمود. bible_en_fa And next unto them repaired Meremoth the son of Urijah, the son of Koz. And next unto them repaired Meshullam the son of Berechiah, the son of Meshezabeel. And next unto them repaired Zadok the son of Baana. و بعد از او کاهنان، از اهل غور تعمیرنمودند. bible_en_fa And next unto them the Tekoites repaired; but their nobles put not their necks to the work of their Lord. و بعد از ایشان، بنیامین و حشوب دربرابر خانه خود تعمیر نمودند و بعد از ایشان، عزریا ابن معسیا ابن عننیا به‌جانب خانه خودتعمیر نمود. bible_en_fa Moreover the old gate repaired Jehoiada the son of Paseah, and Meshullam the son of Besodeiah; they laid the beams thereof, and set up the doors thereof, and the locks thereof, and the bars thereof. و بعد از او، بنوی ابن حیناداد قسمت دیگر را از خانه عزریا تا زاویه و تا برجش تعمیر نمود. bible_en_fa And next unto them repaired Melatiah the Gibeonite, and Jadon the Meronothite, the men of Gibeon, and of Mizpah, unto the throne of the governor on this side the river. و فالال بن اوزای از برابر زاویه وبرجی که از خانه فوقانی پادشاه خارج و نزدزندانخانه است، تعمیر نمود و بعد از او فدایا ابن فرعوش، bible_en_fa Next unto him repaired Uzziel the son of Harhaiah, of the goldsmiths. Next unto him also repaired Hananiah the son of one of the apothecaries, and they fortified Jerusalem unto the broad wall. و نتینیم، در عوفل تا برابر دروازه آب بسوی مشرق و برج خارجی، ساکن بودند. bible_en_fa And next unto them repaired Rephaiah the son of Hur, the ruler of the half part of Jerusalem. وبعد از او، تقوعیان قسمت دیگر را از برابر برج خارجی بزرگ تا حصار عوفل تعمیر نمودند. bible_en_fa And next unto them repaired Jedaiah the son of Harumaph, even over against his house. And next unto him repaired Hattush the son of Hashabniah. وکاهنان، هر کدام در برابر خانه خود از بالای دروازه اسبان تعمیر نمودند. bible_en_fa Malchijah the son of Harim, and Hashub the son of Pahath-moab, repaired the other piece, and the tower of the furnaces. و بعد از ایشان صادوق بن امیر در برابر خانه خود تعمیر نمود وبعد از او شمعیا ابن شکنیا که مستحفظ دروازه شرقی بود، تعمیر نمود. bible_en_fa And next unto him repaired Shallum the son of Halohesh, the ruler of the half part of Jerusalem, he and his daughters. و بعد از او حننیا ابن شلمیا و حانون پسر ششم صالاف، قسمت دیگررا تعمیر نمودند و بعد از ایشان مشلام بن برکیا دربرابر مسکن خود، تعمیر نمود. bible_en_fa The valley gate repaired Hanun, and the inhabitants of Zanoah; they built it, and set up the doors thereof, the locks thereof, and the bars thereof, and a thousand cubits on the wall unto the dung gate. و بعد او ازملکیا که یکی از زرگران بود، تا خانه های نتینیم وتجار را در برابر دروازه مفقاد تا بالاخانه برج، تعمیر نمود.و میان بالاخانه برج و دروازه گوسفند را زرگران و تاجران، تعمیر نمودند. bible_en_fa But the dung gate repaired Malchiah the son of Rechab, the ruler of part of Beth-haccerem; he built it, and set up the doors thereof, the locks thereof, and the bars thereof. و میان بالاخانه برج و دروازه گوسفند را زرگران و تاجران، تعمیر نمودند. bible_en_fa But the gate of the fountain repaired Shallun the son of Col-hozeh, the ruler of part of Mizpah; he built it, and covered it, and set up the doors thereof, the locks thereof, and the bars thereof, and the wall of the pool of Siloah by the king's garden, and unto the stairs that go down from the city of David. و هنگامی که سنبلط شنید که ما به بنای حصار مشغول هستیم، خشمش افروخته شده، بسیار غضبناک گردید و یهودیان را استهزانمود. bible_en_fa After him repaired Nehemiah the son of Azbuk, the ruler of the half part of Beth-zur, unto the place over against the sepulchres of David, and to the pool that was made, and unto the house of the mighty. و در حضور برادرانش و لشکر سامره متکلم شده، گفت: «این یهودیان ضعیف چه می‌کنند؟ آیا (شهر را) برای خود مستحکم خواهند ساخت و قربانی خواهند گذرانید و دریک روز کار را به انجام خواهند رسانید؟ و سنگهااز توده های خاکروبه، زنده خواهند ساخت؟ وحال آنکه سوخته شده است.» bible_en_fa After him repaired the Levites, Rehum the son of Bani. Next unto him repaired Hashabiah, the ruler of the half part of Keilah, in his part. و طوبیای عمونی که نزد او بود گفت: «اگر شغالی نیز بر آنچه ایشان بنا می‌کنند بالا رود، حصار سنگی ایشان رامنهدم خواهد ساخت!» bible_en_fa After him repaired their brethren, Bavai the son of Henadad, the ruler of the half part of Keilah. ‌ای خدای ما بشنو، زیرا که خوار شده‌ایم وملامت ایشان را بسر ایشان برگردان و ایشان را درزمین اسیری، به تاراج تسلیم کن. bible_en_fa And next to him repaired Ezer the son of Jeshua, the ruler of Mizpah, another piece over against the going up to the armoury at the turning of the wall. و عصیان ایشان را مستور منما و گناه ایشان را از حضورخود محو مساز زیرا که خشم تو را پیش روی بنایان به هیجان آورده‌اند. bible_en_fa After him Baruch the son of Zabbai earnestly repaired the other piece, from the turning of the wall unto the door of the house of Eliashib the high priest. پس حصار را بنا نمودیم و تمامی حصار تانصف بلندی‌اش بهم پیوست، زیرا که دل قوم درکار بود. bible_en_fa After him repaired Meremoth the son of Urijah the son of Koz another piece, from the door of the house of Eliashib even to the end of the house of Eliashib. و چون سنبلط و طوبیا و اعراب وعمونیان و اشدودیان شنیدند که مرمت حصاراورشلیم پیش رفته است و شکافهایش بسته می‌شود، آنگاه خشم ایشان به شدت افروخته شد. bible_en_fa And after him repaired the priests, the men of the plain. و جمیع ایشان توطئه نمودند که بیایند و بااورشلیم جنگ نمایند و به آن ضرر برسانند. bible_en_fa After him repaired Benjamin and Hashub over against their house. After him repaired Azariah the son of Maaseiah the son of Ananiah by his house. پس نزد خدای خود دعا نمودیم و از ترس ایشان روز و شب پاسبانان در مقابل ایشان قراردادیم. bible_en_fa After him repaired Binnui the son of Henadad another piece, from the house of Azariah unto the turning of the wall, even unto the corner. و یهودیان گفتند که «قوت حمالان تلف شده است و هوار بسیار است که نمی توانیم حصار را بنا نماییم.» bible_en_fa Palal the son of Uzai, over against the turning of the wall, and the tower which lieth out from the king's high house, that was by the court of the prison. After him Pedaiah the son of Parosh. و دشمنان ما می‌گفتند: «آگاه نخواهند شد و نخواهند فهمید، تا ما درمیان ایشان داخل شده، ایشان را بکشیم و کار راتمام نماییم.» bible_en_fa Moreover the Nethinims dwelt in Ophel, unto the place over against the water gate toward the east, and the tower that lieth out. و واقع شد که یهودیانی که نزدایشان ساکن بودند آمده، ده مرتبه به ما گفتند: «چون شما برگردید ایشان از هر طرف بر ما(حمله خواهند‌آورد).» bible_en_fa After them the Tekoites repaired another piece, over against the great tower that lieth out, even unto the wall of Ophel. پس قوم را در جایهای پست، در عقب حصار و بر مکانهای خالی تعیین نمودم و ایشان رابرحسب قبایل ایشان، با شمشیرها و نیزه‌ها وکمانهای ایشان قرار دادم. bible_en_fa From above the horse gate repaired the priests, every one over against his house. پس نظر کرده، برخاستم و به بزرگان و سروران و بقیه قوم گفتم: «از ایشان مترسید، بلکه خداوند عظیم و مهیب رابیاد آورید و به جهت برادران و پسران و دختران وزنان و خانه های خود جنگ نمایید.» bible_en_fa After them repaired Zadok the son of Immer over against his house. After him repaired also Shemaiah the son of Shechaniah, the keeper of the east gate. و چون دشمنان ما شنیدند که ما آگاه شده‌ایم و خدا مشورت ایشان را باطل کرده است، آنگاه جمیع ما هر کس به‌کار خود به حصاربرگشتیم. bible_en_fa After him repaired Hananiah the son of Shelemiah, and Hanun the sixth son of Zalaph, another piece. After him repaired Meshullam the son of Berechiah over against his chamber. و از آن روز به بعد، نصف بندگان من به‌کار مشغول می‌بودند و نصف دیگر ایشان، نیزه‌ها و سپرها و کمانها و زره‌ها را می‌گرفتند وسروران در عقب تمام خاندان یهودا می‌بودند. bible_en_fa After him repaired Malchiah the goldsmith's son unto the place of the Nethinims, and of the merchants, over against the gate Miphkad, and to the going up of the corner. و آنانی که حصار را بنا می‌کردند و آنانی که بارمی بردند و عمله‌ها هر کدام به یک دست کارمی کردند و به‌دست دیگر اسلحه می‌گرفتند. bible_en_fa And between the going up of the corner unto the sheep gate repaired the goldsmiths and the merchants. وبنایان هر کدام شمشیر بر کمر خود بسته، بنایی می‌کردند و کرنانواز نزد من ایستاده بود. bible_en_fa But it came to pass, that when Sanballat heard that we builded the wall, he was wroth, and took great indignation, and mocked the Jews. و به بزرگان و سروران و بقیه قوم گفتم: «کار، بسیار وسیع است و ما بر حصار متفرق و ازیکدیگر دور می‌باشیم. bible_en_fa And he spake before his brethren and the army of Samaria, and said, What do these feeble Jews? will they fortify themselves? will they sacrifice? will they make an end in a day? will they revive the stones out of the heaps of the rubbish which are burned? پس هر جا که آواز کرنارا بشنوید در آنجا نزد ما جمع شوید و خدای مابرای ما جنگ خواهد نمود.» bible_en_fa Now Tobiah the Ammonite was by him, and he said, Even that which they build, if a fox go up, he shall even break down their stone wall. پس به‌کارمشغول شدیم و نصف ایشان از طلوع فجر تابیرون آمدن ستارگان، نیزه‌ها را می‌گرفتند. bible_en_fa Hear, O our God; for we are despised: and turn their reproach upon their own head, and give them for a prey in the land of captivity: وهم در آن وقت به قوم گفتم: «هر کس با بندگانش در اورشلیم منزل کند تا در شب برای ما پاسبانی نماید و در روز به‌کار بپردازد.»و من و برادران و خادمان من و پاسبانی که در عقب من می‌بودند، هیچکدام رخت خود را نکندیم و هر کس بااسلحه خود به آب می‌رفت. bible_en_fa And cover not their iniquity, and let not their sin be blotted out from before thee: for they have provoked thee to anger before the builders. و من و برادران و خادمان من و پاسبانی که در عقب من می‌بودند، هیچکدام رخت خود را نکندیم و هر کس بااسلحه خود به آب می‌رفت. bible_en_fa So built we the wall; and all the wall was joined together unto the half thereof: for the people had a mind to work. و قوم و زنان ایشان، بر برادران یهود خودفریاد عظیمی برآوردند. bible_en_fa But it came to pass, that when Sanballat, and Tobiah, and the Arabians, and the Ammonites, and the Ashdodites, heard that the walls of Jerusalem were made up, and that the breaches began to be stopped, then they were very wroth, و بعضی ازایشان گفتند که «ما و پسران و دختران ما بسیاریم. پس گندم بگیریم تا بخوریم و زنده بمانیم.» bible_en_fa And conspired all of them together to come and to fight against Jerusalem, and to hinder it. وبعضی گفتند: «مزرعه‌ها و تاکستانها و خانه های خود را گرو می‌دهیم تا به‌سبب قحط، گندم بگیریم.» bible_en_fa Nevertheless we made our prayer unto our God, and set a watch against them day and night, because of them. و بعضی گفتند که «نقره را به عوض مزرعه‌ها و تاکستانهای خود برای جزیه پادشاه قرض گرفتیم. bible_en_fa And Judah said, The strength of the bearers of burdens is decayed, and there is much rubbish; so that we are not able to build the wall. و حال جسد ما مثل جسدهای برادران ماست و پسران ما مثل پسران ایشان واینک ما پسران و دختران خود را به بندگی می‌سپاریم و بعضی از دختران ما کنیز شده‌اند ودر دست ما هیچ استطاعتی نیست زیرا که مزرعه‌ها و تاکستانهای ما از آن دیگران شده است.» bible_en_fa And our adversaries said, They shall not know, neither see, till we come in the midst among them, and slay them, and cause the work to cease. پس چون فریاد ایشان و این سخنان را شنیدم بسیار غضبناک شدم. bible_en_fa And it came to pass, that when the Jews which dwelt by them came, they said unto us ten times, From all places whence ye shall return unto us they will be upon you. و با دل خود مشورت کرده، بزرگان و سروران را عتاب نمودم و به ایشان گفتم: «شما هر کس از برادر خود ربا می‌گیرید!» وجماعتی عظیم به ضد ایشان جمع نمودم. bible_en_fa Therefore set I in the lower places behind the wall, and on the higher places, I even set the people after their families with their swords, their spears, and their bows. و به ایشان گفتم: «ما برادران یهود خود را که به امت هافروخته شده‌اند، حتی المقدور فدیه کرده‌ایم. وآیا شما برادران خود را می‌فروشید و آیا می‌شودکه ایشان به ما فروخته شوند؟» پس خاموش شده، جوابی نیافتند. bible_en_fa And I looked, and rose up, and said unto the nobles, and to the rulers, and to the rest of the people, Be not ye afraid of them: remember the Lord, which is great and terrible, and fight for your brethren, your sons, and your daughters, your wives, and your houses. و گفتم: «کاری که شما می‌کنید خوب نیست، آیا نمی باید شما به‌سبب ملامت امت هایی که دشمن ما می‌باشند، در ترس خدای ما سلوک نمایید؟ bible_en_fa And it came to pass, when our enemies heard that it was known unto us, and God had brought their counsel to nought, that we returned all of us to the wall, every one unto his work. و نیز من و برادران و بندگانم نقره و غله به ایشان قرض داده‌ایم. پس سزاواراست که این ربا را ترک نماییم. bible_en_fa And it came to pass from that time forth, that the half of my servants wrought in the work, and the other half of them held both the spears, the shields, and the bows, and the habergeons; and the rulers were behind all the house of Judah. و الان امروزمزرعه‌ها و تاکستانها و باغات زیتون و خانه های ایشان و صد یک از نقره و غله و عصیر انگور وروغن که بر ایشان نهاده‌اید به ایشان رد کنید.» bible_en_fa They which builded on the wall, and they that bare burdens, with those that laded, every one with one of his hands wrought in the work, and with the other hand held a weapon. پس جواب دادند که «رد خواهیم کرد و ازایشان مطالبه نخواهیم نمود و چنانکه تو فرمودی به عمل خواهیم آورد.» آنگاه کاهنان را خوانده، به ایشان قسم دادم که بروفق این کلام رفتارنمایند. bible_en_fa For the builders, every one had his sword girded by his side, and so builded. And he that sounded the trumpet was by me. پس دامن خود را تکانیده گفتم: «خداهر کس را که این کلام را ثابت ننماید، از خانه وکسبش چنین بتکاند و به این قسم تکانیده و خالی بشود.» پس تمامی جماعت گفتند آمین وخداوند را تسبیح خواندند و قوم برحسب این کلام عمل نمودند. bible_en_fa And I said unto the nobles, and to the rulers, and to the rest of the people, The work is great and large, and we are separated upon the wall, one far from another. و نیز از روزی که به والی بودن زمین یهوه مامور شدم، یعنی از سال بیستم تا سال سی و دوم ارتحشستا پادشاه، که دوازده سال بود من وبرادرانم وظیفه والیگری را نخوردیم. bible_en_fa In what place therefore ye hear the sound of the trumpet, resort ye thither unto us: our God shall fight for us. اماوالیان اول که قبل از من بودند بر قوم بار سنگین نهاده، علاوه بر چهل مثقال نقره، نان و شراب نیزاز ایشان می‌گرفتند و خادمان ایشان بر قوم حکمرانی می‌کردند. لیکن من به‌سبب ترس خداچنین نکردم. bible_en_fa So we laboured in the work: and half of them held the spears from the rising of the morning till the stars appeared. و من نیز در ساختن حصارمشغول می‌بودم و هیچ مزرعه نخریدیم و همه بندگان من در آنجا به‌کار جمع بودند. bible_en_fa Likewise at the same time said I unto the people, Let every one with his servant lodge within Jerusalem, that in the night they may be a guard to us, and labour on the day. و صد وپنجاه نفر از یهودیان و سروران، سوای آنانی که ازامت های مجاور ما نزد ما می‌آمدند، بر سفره من خوراک می‌خوردند. bible_en_fa So neither I, nor my brethren, nor my servants, nor the men of the guard which followed me, none of us put off our clothes, saving that every one put them off for washing. و آنچه برای هر روز مهیامی شد، یک گاو و شش گوسفند پرواری می‌بود ومرغها نیز برای من حاضر می‌کردند و هر ده روز مقداری کثیر از هر گونه شراب. اما معهذا وظیفه والیگری را نطلبیدم زیرا که بندگی سخت بر این قوم می‌بود.‌ای خدایم موافق هر‌آنچه به این قوم عمل نمودم مرا به نیکویی یاد آور. bible_en_fa And there was a great cry of the people and of their wives against their brethren the Jews. ‌ای خدایم موافق هر‌آنچه به این قوم عمل نمودم مرا به نیکویی یاد آور. bible_en_fa For there were that said, We, our sons, and our daughters, are many: therefore we take up corn for them, that we may eat, and live. بازسازی حصار و چون سنبلط و طوبیا و جشم عربی و سایر دشمنان ما شنیدند که حصار را بناکرده‌ام و هیچ رخنه‌ای در آن باقی نمانده است، باآنکه درهای دروازه هایش را هنوز برپا ننموده بودم، bible_en_fa Some also there were that said, We have mortgaged our lands, vineyards, and houses, that we might buy corn, because of the dearth. سنبلط و جشم نزد من فرستاده، گفتند: «بیاتا در یکی از دهات بیابان اونو ملاقات کنیم.» اماایشان قصد ضرر من داشتند. bible_en_fa There were also that said, We have borrowed money for the king's tribute, and that upon our lands and vineyards. پس قاصدان نزد ایشان فرستاده گفتم: «من درمهم عظیمی مشغولم و نمی توانم فرود آیم، چراکار حینی که من آن را ترک کرده، نزد شما فرودآیم به تعویق افتد.» bible_en_fa Yet now our flesh is as the flesh of our brethren, our children as their children: and, lo, we bring into bondage our sons and our daughters to be servants, and some of our daughters are brought unto bondage already: neither is it in our power to redeem them; for other men have our lands and vineyards. و ایشان چهار دفعه مثل این پیغام به من فرستادند و من مثل این جواب به ایشان پس فرستادم. bible_en_fa And I was very angry when I heard their cry and these words. پس سنبلط دفعه پنجم خادم خود رابه همین طور نزد من فرستاد و مکتوبی گشوده دردستش بود، bible_en_fa Then I consulted with myself, and I rebuked the nobles, and the rulers, and said unto them, Ye exact usury, every one of his brother. And I set a great assembly against them. که در آن مرقوم بود: «در میان امت‌ها شهرت یافته است و جشم این را می‌گویدکه تو و یهود قصد فتنه انگیزی دارید و برای همین حصار را بنا می‌کنی و تو بروفق این کلام، می‌خواهی که پادشاه ایشان بشوی. bible_en_fa And I said unto them, We after our ability have redeemed our brethren the Jews, which were sold unto the heathen; and will ye even sell your brethren? or shall they be sold unto us? Then held they their peace, and found nothing to answer. و انبیا نیزتعیین نموده تا درباره تو در اورشلیم ندا کرده گویند که در یهودا پادشاهی است. و حال بروفق این کلام، خبر به پادشاه خواهد رسید. پس بیا تا باهم مشورت نماییم.» bible_en_fa Also I said, It is not good that ye do: ought ye not to walk in the fear of our God because of the reproach of the heathen our enemies? آنگاه نزد او فرستاده گفتم: «مثل این کلام که تو می‌گویی واقع نشده است، بلکه آن را از دل خود ابداع نموده‌ای.» bible_en_fa I likewise, and my brethren, and my servants, might exact of them money and corn: I pray you, let us leave off this usury. زیرا جمیع ایشان خواستند ما را بترسانند، به این قصد که دستهای ما را از کار باز دارند تا کرده نشود. پس حال‌ای خدا دستهای مرا قوی ساز. bible_en_fa Restore, I pray you, to them, even this day, their lands, their vineyards, their oliveyards, and their houses, also the the hundredth part of the money, and of the corn, the wine, and the oil, that ye exact of them. و به خانه شمعیا ابن دلایا ابن مهیطبئیل رفتم و او در را بر خود بسته بود، پس گفت: «در خانه خدا در هیکل جمع شویم و درهای هیکل راببندیم زیرا که به قصد کشتن تو خواهند آمد. شبانگاه برای کشتن تو خواهند آمد.» bible_en_fa Then said they, We will restore them, and will require nothing of them; so will we do as thou sayest. Then I called the priests, and took an oath of them, that they should do according to this promise. من گفتم: «آیا مردی چون من فرار بکند؟ وکیست مثل من که داخل هیکل بشود تا جان خودرا زنده نگاه دارد؟ من نخواهم آمد.» bible_en_fa Also I shook my lap, and said, So God shake out every man from his house, and from his labour, that performeth not this promise, even thus be he shaken out, and emptied. And all the congregation said, Amen, and praised the LORD. And the people did according to this promise. زیرا درک کردم که خدا او را هرگز نفرستاده است بلکه خودش به ضد من نبوت می‌کند و طوبیا و سنبلطاو را اجیر ساخته‌اند. bible_en_fa Moreover from the time that I was appointed to be their governor in the land of Judah, from the twentieth year even unto the two and thirtieth year of Artaxerxes the king, that is, twelve years, I and my brethren have not eaten the bread of the governor. و از این جهت او را اجیرکرده‌اند تا من بترسم و به اینطور عمل نموده، گناه ورزم و ایشان خبر بد پیدا نمایند که مرا مفتضح سازند. bible_en_fa But the former governors that had been before me were chargeable unto the people, and had taken of them bread and wine, beside forty shekels of silver; yea, even their servants bare rule over the people: but so did not I, because of the fear of God. ‌ای خدایم، طوبیا و سنبلط را موافق این اعمال ایشان و همچنین نوعدیه نبیه و سایر انبیا راکه می‌خواهند مرا بترسانند، به یاد آور. bible_en_fa Yea, also I continued in the work of this wall, neither bought we any land: and all my servants were gathered thither unto the work. پس حصار در بیست و پنجم ماه ایلول درپنجاه و دو روز به اتمام رسید. bible_en_fa Moreover there were at my table an hundred and fifty of the Jews and rulers, beside those that came unto us from among the heathen that are about us. و واقع شد که چون جمیع دشمنان ما این را شنیدند و همه امت هایی که مجاور ما بودند، این را دیدند، درنظر خود بسیار پست شدند و دانستند که این کاراز جانب خدای ما معمول شده است. bible_en_fa Now that which was prepared for me daily was one ox and six choice sheep; also fowls were prepared for me, and once in ten days store of all sorts of wine: yet for all this required not I the bread of the governor, because the bondage was heavy upon this people. و در آن روزها نیز بسیاری از بزرگان یهودا مکتوبات نزد طوبیا می‌فرستادند و مکتوبات طوبیا نزد ایشان می‌رسید، bible_en_fa Think upon me, my God, for good, according to all that I have done for this people. زیرا که بسا از اهل یهودا با اوهمداستان شده بودند، چونکه او داماد شکنیا ابن آره بود و پسرش یهوحانان، دختر مشلام بن برکیارا به زنی گرفته بود،و درباره حسنات او به حضور من نیز گفتگو می‌کردند و سخنان مرا به اومی رسانیدند. و طوبیا مکتوبات می‌فرستاد تا مرابترساند. bible_en_fa Now it came to pass, when Sanballat, and Tobiah, and Geshem the Arabian, and the rest of our enemies, heard that I had builded the wall, and that there was no breach left therein; (though at that time I had not set up the doors upon the gates;) و درباره حسنات او به حضور من نیز گفتگو می‌کردند و سخنان مرا به اومی رسانیدند. و طوبیا مکتوبات می‌فرستاد تا مرابترساند. bible_en_fa That Sanballat and Geshem sent unto me, saying, Come, let us meet together in some one of the villages in the plain of Ono. But they thought to do me mischief. و چون حصار بنا شد و درهایش را برپانمودم و دربانان و مغنیان و لاویان ترتیب داده شدند، bible_en_fa And I sent messengers unto them, saying, I am doing a great work, so that I cannot come down: why should the work cease, whilst I leave it, and come down to you? آنگاه برادر خود حنانی و حننیارئیس قصر را، زیرا که او مردی امین و بیشتر ازاکثر مردمان خداترس بود، بر اورشلیم فرمان دادم. bible_en_fa Yet they sent unto me four times after this sort; and I answered them after the same manner. و ایشان را گفتم دروازه های اورشلیم را تاآفتاب گرم نشود باز نکنند و مادامی که حاضرباشند، درها را ببندند و قفل کنند و از ساکنان اورشلیم پاسبانان قرار دهید که هر کس به پاسبانی خود و هر کدام به مقابل خانه خویش حاضرباشند. bible_en_fa Then sent Sanballat his servant unto me in like manner the fifth time with an open letter in his hand; و شهر وسیع و عظیم بود و قوم در اندرونش کم و هنوز خانه‌ها بنا نشده بود. bible_en_fa Wherein was written, It is reported among the heathen, and Gashmu saith it, that thou and the Jews think to rebel: for which cause thou buildest the wall, that thou mayest be their king, according to these words. و خدای من دردلم نهاد که بزرگان و سروران و قوم را جمع نمایم تا برحسب نسب نامه‌ها ثبت کردند و نسب نامه آنانی را که مرتبه اول برآمده بودند یافتم و در آن بدین مضمون نوشته دیدم: bible_en_fa And thou hast also appointed prophets to preach of thee at Jerusalem, saying, There is a king in Judah: and now shall it be reported to the king according to these words. Come now therefore, and let us take counsel together. اینانند اهل ولایتها که از اسیری آن اشخاصی که نبوکدنصر پادشاه بابل به اسیری برده بود، برآمده بودند و هر کدام از ایشان به اورشلیم و یهودا به شهر خود برگشته بودند. bible_en_fa Then I sent unto him, saying, There are no such things done as thou sayest, but thou feignest them out of thine own heart. اما آنانی که همراه زربابل آمده بودند: یسوع و نحمیا و عزریا و رعمیا و نحمانی و مردخای و بلشان و مسفارت و بغوای و نحوم و بعنه. و شماره مردان قوم اسرائیل: bible_en_fa For they all made us afraid, saying, Their hands shall be weakened from the work, that it be not done. Now therefore, O God, strengthen my hands. بنی فرعوش، دوهزار و یک صد وهفتاد و دو. bible_en_fa Afterward I came unto the house of Shemaiah the son of Delaiah the son of Mehetabeel, who was shut up; and he said, Let us meet together in the house of God, within the temple, and let us shut the doors of the temple: for they will come to slay thee; yea, in the night will they come to slay thee. بنی شفطیا، سیصد و هفتاد و دو. bible_en_fa And I said, Should such a man as I flee? and who is there, that, being as I am, would go into the temple to save his life? I will not go in. بنی آرح، ششصد و پنجاه و دو. bible_en_fa And, lo, I perceived that God had not sent him; but that he pronounced this prophecy against me: for Tobiah and Sanballat had hired him. بنی فحت موآب از بنی یشوع و یوآب، دو هزار و هشتصد وهجده. bible_en_fa Therefore was he hired, that I should be afraid, and do so, and sin, and that they might have matter for an evil report, that they might reproach me. بنی عیلام، هزار و دویست و پنجاه وچهار. bible_en_fa My God, think thou upon Tobiah and Sanballat according to these their works, and on the prophetess Noadiah, and the rest of the prophets, that would have put me in fear. بنی زتو، هشتصد و چهل و پنج. bible_en_fa So the wall was finished in the twenty and fifth day of the month Elul, in fifty and two days. بنی زکای، هفتصد و شصت. bible_en_fa And it came to pass, that when all our enemies heard thereof, and all the heathen that were about us saw these things, they were much cast down in their own eyes: for they perceived that this work was wrought of our God. بنی بنوی، ششصد و چهل و هشت. bible_en_fa Moreover in those days the nobles of Judah sent many letters unto Tobiah, and the letters of Tobiah came unto them. بنی بابای، ششصد وبیست و هشت. bible_en_fa For there were many in Judah sworn unto him, because he was the son in law of Shechaniah the son of Arah; and his son Johanan had taken the daughter of Meshullam the son of Berechiah. بنی عزجد، دو هزار و سیصد وبیست و دو. bible_en_fa Also they reported his good deeds before me, and uttered my words to him. And Tobiah sent letters to put me in fear. بنی ادونیقام، ششصد و شصت وهفت. bible_en_fa Now it came to pass, when the wall was built, and I had set up the doors, and the porters and the singers and the Levites were appointed, بنی بغوای، دو هزار و شصت و هفت. bible_en_fa That I gave my brother Hanani, and Hananiah the ruler of the palace, charge over Jerusalem: for he was a faithful man, and feared God above many. بنی عادین، ششصد و پنجاه و پنج. bible_en_fa And I said unto them, Let not the gates of Jerusalem be opened until the sun be hot; and while they stand by, let them shut the doors, and bar them: and appoint watches of the inhabitants of Jerusalem, every one in his watch, and every one to be over against his house. بنی آطیراز (خاندان ) حزقیا، نود و هشت. bible_en_fa Now the city was large and great: but the people were few therein, and the houses were not builded. بنی حاشوم، سیصد و بیست و هشت. bible_en_fa And my God put into mine heart to gather together the nobles, and the rulers, and the people, that they might be reckoned by genealogy. And I found a register of the genealogy of them which came up at the first, and found written therein, بنی بیصای، سیصد وبیست و چهار. bible_en_fa These are the children of the province, that went up out of the captivity, of those that had been carried away, whom Nebuchadnezzar the king of Babylon had carried away, and came again to Jerusalem and to Judah, every one unto his city; بنی حاریف، صد و دوازده. bible_en_fa Who came with Zerubbabel, Jeshua, Nehemiah, Azariah, Raamiah, Nahamani, Mordecai, Bilshan, Mispereth, Bigvai, Nehum, Baanah. The number, I say, of the men of the people of Israel was this; بنی جبعون، نود و پنج. bible_en_fa The children of Parosh, two thousand an hundred seventy and two. مردمان بیت لحم ونطوفه، صد و هشتاد و هشت. bible_en_fa The children of Shephatiah, three hundred seventy and two. مردمان عناتوت، صد و بیست و هشت. bible_en_fa The children of Arah, six hundred fifty and two. مردمان بیت عزموت، چهل و دو. bible_en_fa The children of Pahath-moab, of the children of Jeshua and Joab, two thousand and eight hundred and eighteen. مردمان قریه یعاریم و کفیره و بئیروت، هفتصد و چهل و سه. bible_en_fa The children of Elam, a thousand two hundred fifty and four. مردمان رامه و جبع، ششصد و بیست و یک. bible_en_fa The children of Zattu, eight hundred forty and five. مردمان مکماس، صد و بیست و دو. bible_en_fa The children of Zaccai, seven hundred and threescore. مردمان بیت ایل و عای، صد و بیست و سه. bible_en_fa The children of Binnui, six hundred forty and eight. مردمان نبوی دیگر، پنجاه و دو. bible_en_fa The children of Bebai, six hundred twenty and eight. بنی عیلام دیگر، هزارو دویست و پنجاه و چهار. bible_en_fa The children of Azgad, two thousand three hundred twenty and two. بنی حاریم، سیصدو بیست. bible_en_fa The children of Adonikam, six hundred threescore and seven. بنی اریحا، سیصد و چهل و پنج. bible_en_fa The children of Bigvai, two thousand threescore and seven. بنی لود و حادید و اونو، هفتصد و بیست و یک. bible_en_fa The children of Adin, six hundred fifty and five. بنی سنائه، سه هزار و نه صد و سی. bible_en_fa The children of Ater of Hezekiah, ninety and eight. و اماکاهنان: بنی یدعیا از خاندان یشوع، نه صد و هفتادو سه. bible_en_fa The children of Hashum, three hundred twenty and eight. بنی امیر، هزار و پنجاه و دو. bible_en_fa The children of Bezai, three hundred twenty and four. بنی فشحور، هزار و دویست و چهل و هفت. bible_en_fa The children of Hariph, an hundred and twelve. بنی حاریم، هزار و هفده. bible_en_fa The children of Gibeon, ninety and five. و اما لاویان: بنی یشوع از (خاندان ) قدمیئیل و از بنی هودویا، هفتاد و چهار. bible_en_fa The men of Bethlehem and Netophah, an hundred fourscore and eight. و مغنیان: بنی آساف، صد وچهل و هشت. bible_en_fa The men of Anathoth, an hundred twenty and eight. و دربانان: بنی شلوم و بنی آطیرو بنی طلمون و بنی عقوب و بنی حطیطه وبنی سوبای، صد و سی و هشت. bible_en_fa The men of Beth-azmaveth, forty and two. و اما نتینیم: بنی صیحه، بنی حسوفا، بنی طبایوت. bible_en_fa The men of Kirjath-jearim, Chephirah, and Beeroth, seven hundred forty and three. بنی فیروس، بنی سیعا، بنی فادون. bible_en_fa The men of Ramah and Geba, six hundred twenty and one. بنی لبانه، بنی حجابه، بنی سلمای. bible_en_fa The men of Michmas, an hundred and twenty and two. بنی حانان، بنی جدیل، بنی جاحر. bible_en_fa The men of Bethel and Ai, an hundred twenty and three. بنی رآیا، بنی رصین، بنی نقودا. bible_en_fa The men of the other Nebo, fifty and two. بنی جزام، بنی عزا، بنی فاسیح. bible_en_fa The children of the other Elam, a thousand two hundred fifty and four. بنی بیسای، بنی معونیم، بنی نفیشسیم. bible_en_fa The children of Harim, three hundred and twenty. بنی بقبوق، بنی حقوفا، بنی حرحور. bible_en_fa The children of Jericho, three hundred forty and five. بنی بصلیت، بنی محیده، بنی حرشا. bible_en_fa The children of Lod, Hadid, and Ono, seven hundred twenty and one. بنی برقوس، بنی سیسرا، بنی تامح. bible_en_fa The children of Senaah, three thousand nine hundred and thirty. بنی نصیح، بنی حطیفا. bible_en_fa The priests: the children of Jedaiah, of the house of Jeshua, nine hundred seventy and three. و پسران خادمان سلیمان: بنی سوطای، بنی سوفرت، بنی فریدا. bible_en_fa The children of Immer, a thousand fifty and two. بنی یعلا، بنی درقون، بنی جدیل. bible_en_fa The children of Pashur, a thousand two hundred forty and seven. بنی شفطیا، بنی حطیل، بنی فوخره حظبائیم، بنی آمون. bible_en_fa The children of Harim, a thousand and seventeen. جمیع نتینیم و پسران خادمان سلیمان، سیصدو نود و دو. bible_en_fa The Levites: the children of Jeshua, of Kadmiel, and of the children of Hodevah, seventy and four. و اینانند آنانی که از تل ملح و تل حرشاکروب و ادون و امیر برآمده بودند، اماخاندان پدران و عشیره خود را نشان نتوانستندداد که آیا از اسرائیلیان بودند یا نه. bible_en_fa The singers: the children of Asaph, an hundred forty and eight. بنی دلایا، بنی طوبیا، بنی نقوده، ششصد و چهل و دو. bible_en_fa The porters: the children of Shallum, the children of Ater, the children of Talmon, the children of Akkub, the children of Hatita, the children of Shobai, an hundred thirty and eight. و ازکاهنان: بنی حبایا، بنی هقوص، بنی برزلای که یکی از دختران برزلایی جلعادی را به زنی گرفته بود، پس به نام ایشان مسمی شدند. bible_en_fa The Nethinims: the children of Ziha, the children of Hashupha, the children of Tabbaoth, اینان انساب خود را در میان آنانی که در نسب نامه هاثبت شده بودند طلبیدند، اما نیافتند، پس ازکهانت اخراج شدند. bible_en_fa The children of Keros, the children of Sia, the children of Padon, پس ترشاتا به ایشان امر فرمود که تا کاهنی با اوریم و تمیم برقرار نشود، از قدس اقداس نخورند. bible_en_fa The children of Lebana, the children of Hagaba, the children of Shalmai, تمامی جماعت با هم چهل و دو هزارو سیصد و شصت نفر بودند. bible_en_fa The children of Hanan, the children of Giddel, the children of Gahar, سوای غلامان وکنیزان ایشان که هفت هزار و سیصد و سی و هفت نفر بودند و مغنیان و مغنیات ایشان دویست وچهل و پنج نفر بودند. bible_en_fa The children of Reaiah, the children of Rezin, the children of Nekoda, و اسبان ایشان، هفتصدو سی و شش و قاطران ایشان، دویست و چهل وپنج. bible_en_fa The children of Gazzam, the children of Uzza, the children of Phaseah, و شتران، چهار صد و سی و پنج وحماران، ششهزار و هفتصد و بیست بود. bible_en_fa The children of Besai, the children of Meunim, the children of Nephishesim, و بعضی از روسای آبا هدایا به جهت کاردادند. اما ترشاتا هزار درم طلا و پنجاه قاب وپانصد و سی دست لباس کهانت به خزانه داد. bible_en_fa The children of Bakbuk, the children of Hakupha, the children of Harhur, وبعضی از روسای آبا، بیست هزار درم طلا و دوهزار و دویست منای نقره به خزینه به جهت کاردادند. bible_en_fa The children of Bazlith, the children of Mehida, the children of Harsha, و آنچه سایر قوم دادند این بود: بیست هزار درم طلا و دو هزار منای نقره و شصت وهفت دست لباس کهانت.پس کاهنان و لاویان و دربانان و مغنیان و بعضی از قوم و نتینیم و جمیع اسرائیل، در شهرهای خود ساکن شدند و چون ماه هفتم رسید، بنی‌اسرائیل در شهرهای خودمقیم بودند. bible_en_fa The children of Barkos, the children of Sisera, the children of Tamah, پس کاهنان و لاویان و دربانان و مغنیان و بعضی از قوم و نتینیم و جمیع اسرائیل، در شهرهای خود ساکن شدند و چون ماه هفتم رسید، بنی‌اسرائیل در شهرهای خودمقیم بودند. bible_en_fa The children of Neziah, the children of Hatipha. و تمامی، قوم مثل یک مرد در سعه پیش دروازه آب جمع شدند و به عزرای کاتب گفتند که کتاب تورات موسی را که خداوند به اسرائیل امر فرموده بود، بیاورد. bible_en_fa The children of Solomon's servants: the children of Sotai, the children of Sophereth, the children of Perida, و عزرای کاهن، تورات را در روز اول ماه هفتم به حضور جماعت از مردان و زنان و همه آنانی که می‌توانستند بشنوند و بفهمند، آورد. bible_en_fa The children of Jaala, the children of Darkon, the children of Giddel, و آن را در سعه پیش دروازه آب از روشنایی صبح تا نصف روز، درحضور مردان و زنان و هر‌که می‌توانست بفهمدخواند و تمامی قوم به کتاب تورات گوش فراگرفتند. bible_en_fa The children of Shephatiah, the children of Hattil, the children of Pochereth of Zebaim, the children of Amon. و عزرای کاتب بر منبر چوبی که به جهت اینکار ساخته بودند، ایستاد و به پهلویش از دست راستش متتیا و شمع و عنایا و اوریا وحلقیا و معسیا ایستادند و از دست چپش، فدایا ومیشائیل و ملکیا و حاشوم و حشبدانه و زکریا ومشلام. bible_en_fa All the Nethinims, and the children of Solomon's servants, were three hundred ninety and two. و عزرا کتاب را در نظر تمامی قوم گشودزیرا که او بالای تمامی قوم بود و چون آن راگشود، تمامی قوم ایستادند. bible_en_fa And these were they which went up also from Telmelah, Telharesha, Cherub, Addon, and Immer: but they could not shew their father's house, nor their seed, whether they were of Israel. و عزرا، یهوه خدای عظیم را متبارک خواند و تمامی قوم دستهای خود را برافراشته، در جواب گفتند: «آمین، آمین!» و رکوع نموده، و رو به زمین نهاده، خداوند را سجده نمودند. bible_en_fa The children of Delaiah, the children of Tobiah, the children of Nekoda, six hundred forty and two. و یشوع و بانی وشربیا و یامین و عقوب و شبتای و هودیا و معسیاو قلیطا و عزریا و یوزاباد و حنان و فلایا و لاویان، تورات را برای قوم بیان می‌کردند و قوم، در جای خود ایستاده بودند. bible_en_fa And of the priests: the children of Habaiah, the children of Koz, the children of Barzillai, which took one of the daughters of Barzillai the Gileadite to wife, and was called after their name. پس کتاب تورات خدا را به صدای روشن خواندند و تفسیر کردند تا آنچه را که می‌خواندند، بفهمند. bible_en_fa These sought their register among those that were reckoned by genealogy, but it was not found: therefore were they, as polluted, put from the priesthood. و نحمیا که ترشاتا باشد وعزرای کاهن و کاتب و لاویانی که قوم رامی فهمانیدند، به تمامی قوم گفتند: «امروز برای یهوه خدای شما روز مقدس است. پس نوحه گری منمایید و گریه مکنید.» زیرا تمامی قوم، چون کلام تورات را شنیدند گریستند. bible_en_fa And the Tirshatha said unto them, that they should not eat of the most holy things, till there stood up a priest with Urim and Thummim. پس به ایشان گفت: «بروید و خوراکهای لطیف بخورید و شربتها بنوشید و نزد هر‌که چیزی برای او مهیا نیست حصه‌ها بفرستید، زیراکه امروز، برای خداوند ما روز مقدس است، پس محزون نباشید زیرا که سرور خداوند، قوت شمااست.» bible_en_fa The whole congregation together was forty and two thousand three hundred and threescore, و لاویان تمامی قوم را ساکت ساختندو گفتند: «ساکت باشید زیرا که امروز روز مقدس است. پس محزون نباشید.» bible_en_fa Beside their manservants and their maidservants, of whom there were seven thousand three hundred thirty and seven: and they had two hundred forty and five singing men and singing women. پس تمامی قوم رفته، اکل و شرب نمودند و حصه‌ها فرستادند وشادی عظیم نمودند زیرا کلامی را که به ایشان تعلیم داده بودند فهمیدند. bible_en_fa Their horses, seven hundred thirty and six: their mules, two hundred forty and five: و در روز دوم روسای آبای تمامی قوم وکاهنان و لاویان نزد عزرای کاتب جمع شدند، تاکلام تورات را اصغا نمایند. bible_en_fa Their camels, four hundred thirty and five: six thousand seven hundred and twenty asses. و در تورات چنین نوشته یافتند که خداوند به واسطه موسی‌امرفرموده بود که بنی‌اسرائیل در عید ماه هفتم، درسایبانها ساکن بشوند. bible_en_fa And some of the chief of the fathers gave unto the work. The Tirshatha gave to the treasure a thousand drams of gold, fifty basons, five hundred and thirty priests' garments. و در تمامی شهرهای خود و در اورشلیم اعلان نمایند و ندا دهند که به کوهها بیرون رفته، شاخه های زیتون و شاخه های زیتون بری و شاخه های آس و شاخه های نخل وشاخه های درختان کشن بیاورند و سایه بانها، به نهجی که مکتوب است بسازند. bible_en_fa And some of the chief of the fathers gave to the treasure of the work twenty thousand drams of gold, and two thousand and two hundred pound of silver. پس قوم بیرون رفتند و هر کدام بر پشت بام خانه خود و در حیاط خود و در صحنهای خانه خدا و در سعه دروازه آب و در سعه دروازه افرایم، سایبانها برای خود ساختند. bible_en_fa And that which the rest of the people gave was twenty thousand drams of gold, and two thousand pound of silver, and threescore and seven priests' garments. و تمامی جماعتی که از اسیری برگشته بودند، سایبانهاساختند و در سایبانها ساکن شدند، زیرا که از ایام یوشع بن نون تا آن روز بنی‌اسرائیل چنین نکرده بودند. پس شادی بسیار عظیمی رخ نمود.وهر روز از روز اول تا روز آخر، کتاب تورات خدارا می‌خواند و هفت روز عید را نگاه داشتند. و در روز هشتم، محفل مقدس برحسب قانون برپا شد. bible_en_fa So the priests, and the Levites, and the porters, and the singers, and some of the people, and the Nethinims, and all Israel, dwelt in their cities; and when the seventh month came, the children of Israel were in their cities. وهر روز از روز اول تا روز آخر، کتاب تورات خدارا می‌خواند و هفت روز عید را نگاه داشتند. و در روز هشتم، محفل مقدس برحسب قانون برپا شد. bible_en_fa And all the people gathered themselves together as one man into the street that was before the water gate; and they spake unto Ezra the scribe to bring the book of the law of Moses, which the LORD had commanded to Israel. و در روز بیست و چهارم این ماه، بنی‌اسرائیل روزه‌دار و پلاس دربر و خاک برسر جمع شدند. bible_en_fa And Ezra the priest brought the law before the congregation both of men and women, and all that could hear with understanding, upon the first day of the seventh month. و ذریت اسرائیل خویشتن رااز جمیع غربا جدا نموده، ایستادند و به گناهان خود و تقصیرهای پدران خویش اعتراف کردند. bible_en_fa And he read therein before the street that was before the water gate from the morning until midday, before the men and the women, and those that could understand; and the ears of all the people were attentive unto the book of the law. و در جای خود ایستاده، یک ربع روز کتاب تورات یهوه خدای خود را خواندند و ربع دیگراعتراف نموده، یهوه خدای خود را عبادت نمودند. bible_en_fa And Ezra the scribe stood upon a pulpit of wood, which they had made for the purpose; and beside him stood Mattithiah, and Shema, and Anaiah, and Urijah, and Hilkiah, and Maaseiah, on his right hand; and on his left hand, Pedaiah, and Mishael, and Malchiah, and Hashum, and Hashbadana, Zechariah, and Meshullam. و یشوع و بانی و قدمیئیل و شبنیا و بنی و شربیا و بانی و کنانی بر زینه لاویان ایستادند و به آواز بلند، نزد یهوه خدای خویش استغاثه نمودند. bible_en_fa And Ezra opened the book in the sight of all the people; (for he was above all the people;) and when he opened it, all the people stood up: آنگاه لاویان، یعنی یشوع و قدمیئیل وبانی و حشبنیا و شربیا و هودیا و شبنیا و فتحیاگفتند: «برخیزید و یهوه خدای خود را از ازل تا به ابد متبارک بخوانید. و اسم جلیل تو که از تمام برکات و تسبیحات اعلی تر است متبارک باد. bible_en_fa And Ezra blessed the LORD, the great God. And all the people answered, Amen, Amen, with lifting up their hands: and they bowed their heads, and worshipped the LORD with their faces to the ground. توبه تنهایی یهوه هستی. تو فلک و فلک الافلاک وتمامی جنود آنها را و زمین را و هر‌چه بر آن است و دریاها را و هر‌چه در آنها است، ساخته‌ای و توهمه اینها را حیات می‌بخشی و جنود آسمان تورا سجده می‌کنند. bible_en_fa Also Jeshua, and Bani, and Sherebiah, Jamin, Akkub, Shabbethai, Hodijah, Maaseiah, Kelita, Azariah, Jozabad, Hanan, Pelaiah, and the Levites, caused the people to understand the law: and the people stood in their place. تو‌ای یهوه آن خدا هستی که ابرام را برگزیدی و او را از اور کلدانیان بیرون آوردی واسم او را به ابراهیم تبدیل نمودی. bible_en_fa So they read in the book in the law of God distinctly, and gave the sense, and caused them to understand the reading. ودل او را به حضور خود امین یافته، با وی عهدبستی که زمین کنعانیان و حتیان و اموریان وفرزیان و یبوسیان و جرجاشیان را به او ارزانی داشته، به ذریت او بدهی و وعده خود را وفا نمودی، زیرا که عادل هستی. bible_en_fa And Nehemiah, which is the Tirshatha, and Ezra the priest the scribe, and the Levites that taught the people, said unto all the people, This day is holy unto the LORD your God; mourn not, nor weep. For all the people wept, when they heard the words of the law. و مصیبت پدران ما را در مصر دیدی و فریاد ایشان را نزد بحر قلزم شنیدی. bible_en_fa Then he said unto them, Go your way, eat the fat, and drink the sweet, and send portions unto them for whom nothing is prepared: for this day is holy unto our Lord: neither be ye sorry; for the joy of the LORD is your strength. و آیات و معجزات بر فرعون و جمیع بندگانش و تمامی قوم زمینش ظاهر ساختی، چونکه می‌دانستی که بر ایشان ستم می‌نمودندپس به جهت خود اسمی پیدا کردی، چنانکه امروز شده است. bible_en_fa So the Levites stilled all the people, saying, Hold your peace, for the day is holy; neither be ye grieved. و دریا را به حضور ایشان منشق ساختی تا از میان دریا به خشکی عبورنمودند و تعاقب کنندگان ایشان را به عمقهای دریا مثل سنگ در آب عمیق انداختی. bible_en_fa And all the people went their way to eat, and to drink, and to send portions, and to make great mirth, because they had understood the words that were declared unto them. وایشان را در روز، به ستون ابر و در شب، به ستون آتش رهبری نمودی تا راه را که در آن باید رفت، برای ایشان روشن سازی. bible_en_fa And on the second day were gathered together the chief of the fathers of all the people, the priests, and the Levites, unto Ezra the scribe, even to understand the words of the law. و بر کوه سینا نازل شده، با ایشان از آسمان تکلم نموده و احکام راست و شرایع حق و اوامر و فرایض نیکو را به ایشان دادی. bible_en_fa And they found written in the law which the LORD had commanded by Moses, that the children of Israel should dwell in booths in the feast of the seventh month: و سبت مقدس خود را به ایشان شناسانیدی و اوامر و فرایض و شرایع به واسطه بنده خویش موسی به ایشان امر فرمودی. bible_en_fa And that they should publish and proclaim in all their cities, and in Jerusalem, saying, Go forth unto the mount, and fetch olive branches, and pine branches, and myrtle branches, and palm branches, and branches of thick trees, to make booths, as it is written. و نان از آسمان برای گرسنگی ایشان دادی و آب ازصخره برای تشنگی ایشان جاری ساختی و به ایشان وعده دادی که به زمینی که دست خود رابرافراشتی که آن را به ایشان بدهی داخل شده، آن را به تصرف آورند. bible_en_fa So the people went forth, and brought them, and made themselves booths, every one upon the roof of his house, and in their courts, and in the courts of the house of God, and in the street of the water gate, and in the street of the gate of Ephraim. «لیکن ایشان و پدران ما متکبرانه رفتارنموده، گردن خویش را سخت ساختند و اوامر تورا اطاعت ننمودند. bible_en_fa And all the congregation of them that were come again out of the captivity made booths, and sat under the booths: for since the days of Jeshua the son of Nun unto that day had not the children of Israel done so. And there was very great gladness. و از شنیدن ابا نمودند واعمال عجیبه‌ای را که در میان ایشان نمودی بیادنیاوردند، بلکه گردن خویش را سخت ساختند و فتنه انگیخته، سرداری تعیین نمودند تا (به زمین )بندگی خود مراجعت کنند. اما تو خدای غفار وکریم و رحیم و دیرغضب و کثیراحسان بوده، ایشان را ترک نکردی. bible_en_fa Also day by day, from the first day unto the last day, he read in the book of the law of God. And they kept the feast seven days; and on the eighth day was a solemn assembly, according unto the manner. بلکه چون گوساله ریخته شده‌ای برای خود ساختند و گفتند: (ای اسرائیل )! این خدای تو است که تو را از مصربیرون آورد. و اهانت عظیمی نمودند. bible_en_fa Now in the twenty and fourth day of this month the children of Israel were assembled with fasting, and with sackclothes, and earth upon them. آنگاه تونیز برحسب رحمت عظیم خود، ایشان را دربیابان ترک ننمودی، و ستون ابر در روز که ایشان را در راه رهبری می‌نمود از ایشان دور نشد و نه ستون آتش در شب که راه را که در آن باید بروندبرای ایشان روشن می‌ساخت. bible_en_fa And the seed of Israel separated themselves from all strangers, and stood and confessed their sins, and the iniquities of their fathers. و روح نیکوی خود را به جهت تعلیم ایشان دادی و من خویش را از دهان ایشان باز نداشتی و آب برای تشنگی ایشان، به ایشان عطا فرمودی. bible_en_fa And they stood up in their place, and read in the book of the law of the LORD their God one fourth part of the day; and another fourth part they confessed, and worshipped the LORD their God. و ایشان را دربیابان چهل سال پرورش دادی که به هیچ‌چیزمحتاج نشدند. لباس ایشان مندرس نگردید وپایهای ایشان ورم نکرد. bible_en_fa Then stood up upon the stairs, of the Levites, Jeshua, and Bani, Kadmiel, Shebaniah, Bunni, Sherebiah, Bani, and Chenani, and cried with a loud voice unto the LORD their God. و ممالک و قومها به ایشان ارزانی داشته، آنها را تا حدود تقسیم نمودی و زمین سیحون و زمین پادشاه حشبون وزمین عوج پادشاه باشان را به تصرف آوردند. bible_en_fa Then the Levites, Jeshua, and Kadmiel, Bani, Hashabniah, Sherebiah, Hodijah, Shebaniah, and Pethahiah, said, Stand up and bless the LORD your God for ever and ever: and blessed be thy glorious name, which is exalted above all blessing and praise. وپسران ایشان را مثل ستارگان آسمان افزوده، ایشان را به زمینی که به پدران ایشان وعده داده بودی که داخل شده، آن را به تصرف آورند، درآوردی. bible_en_fa Thou, even thou, art LORD alone; thou hast made heaven, the heaven of heavens, with all their host, the earth, and all things that are therein, the seas, and all that is therein, and thou preservest them all; and the host of heaven worshippeth thee. «پس، پسران ایشان داخل شده، زمین را به تصرف آوردند و کنعانیان را که سکنه زمین بودند، به حضور ایشان مغلوب ساختی و آنها را با پادشاهان آنها و قومهای زمین، به‌دست ایشان تسلیم نمودی، تا موافق اراده خود با آنها رفتارنمایند. bible_en_fa Thou art the LORD the God, who didst choose Abram, and broughtest him forth out of Ur of the Chaldees, and gavest him the name of Abraham; پس شهرهای حصاردار و زمینهای برومند گرفتند و خانه های پر از نفایس وچشمه های کنده شده و تاکستانها و باغات زیتون و درختان میوه دار بیشمار به تصرف آوردند وخورده و سیر شده و فربه گشته، از نعمتهای عظیم تو متلذذ گردیدند. bible_en_fa And foundest his heart faithful before thee, and madest a covenant with him to give the land of the Canaanites, the Hittites, the Amorites, and the Perizzites, and the Jebusites, and the Girgashites, to give it, I say, to his seed, and hast performed thy words; for thou art righteous: و بر تو فتنه انگیخته و تمردنموده، شریعت تو را پشت سر خود انداختند وانبیای تو را که برای ایشان شهادت می‌آوردند تابسوی تو بازگشت نمایند، کشتند و اهانت عظیمی به عمل آوردند. bible_en_fa And didst see the affliction of our fathers in Egypt, and heardest their cry by the Red sea; آنگاه تو ایشان را به‌دست دشمنانشان تسلیم نمودی تا ایشان را به تنگ آورند و در حین تنگی خویش، نزد تواستغاثه نمودند و ایشان را از آسمان اجابت نمودی و برحسب رحمتهای عظیم خود، نجات دهندگان به ایشان دادی که ایشان را ازدست دشمنانشان رهانیدند. bible_en_fa And shewedst signs and wonders upon Pharoah, and on all his servants, and on all the people of his land: for thou knewest that they dealt proudly against them. So didst thou get thee a name, as it is this day. «اما چون استراحت یافتند، بار دیگر به حضور تو شرارت ورزیدند و ایشان را به‌دست دشمنانشان واگذاشتی که بر ایشان تسلط نمودند. و چون باز نزد تو استغاثه نمودند، ایشان را ازآسمان اجابت نمودی و برحسب رحمتهای عظیمت، بارهای بسیار ایشان را رهایی دادی. bible_en_fa And thou didst divide the sea before them, so that they went through the midst of the sea on the dry land; and their persecutors thou threwest into the deeps, as a stone into the mighty waters. و برای ایشان شهادت فرستادی تا ایشان را به شریعت خود برگردانی، اما ایشان متکبرانه رفتارنموده، اوامر تو را اطاعت نکردند و به احکام توکه هر‌که آنها را بجا آورد از آنها زنده میماند، خطاورزیدند و دوشهای خود را معاند و گردنهای خویش را سخت نموده، اطاعت نکردند. bible_en_fa Moreover thou leddest them in the day by a cloudy pillar; and in the night by a pillar of fire, to give them light in the way wherein they should go. «معهذا سالهای بسیار با ایشان مدارانمودی و به روح خویش به واسطه انبیای خودبرای ایشان شهادت فرستادی، اما گوش نگرفتند. لهذا ایشان را به‌دست قوم های کشورهاتسلیم نمودی. bible_en_fa Thou camest down also upon mount Sinai, and spakest with them from heaven, and gavest them right judgments, and true laws, good statutes and commandments: اما برحسب رحمتهای عظیمت، ایشان را بالکل فانی نساختی و ترک ننمودی، زیراخدای کریم و رحیم هستی. bible_en_fa And madest known unto them thy holy sabbath, and commandedst them precepts, statutes, and laws, by the hand of Moses thy servant: و الان‌ای خدای ما، ای خدای عظیم و جبار و مهیب که عهد ورحمت را نگاه می‌داری، زنهار تمامی این مصیبتی که بر ما و بر پادشاهان و سروران و کاهنان و انبیا و پدران ما و بر تمامی قوم تو از ایام پادشاهان اشور تا امروز مستولی شده است، درنظر تو قلیل ننماید. bible_en_fa And gavest them bread from heaven for their hunger, and broughtest forth water for them out of the rock for their thirst, and promisedst them that they should go in to possess the land which thou hadst sworn to give them. و تو در تمامی این چیزهایی که بر ما وارد شده است عادل هستی، زیرا که تو به راستی عمل نموده‌ای، اما ما شرارت ورزیده‌ایم. bible_en_fa But they and our fathers dealt proudly, and hardened their necks, and hearkened not to thy commandments, و پادشاهان و سروران و کاهنان وپدران ما به شریعت تو عمل ننمودند و به اوامر وشهادات تو که به ایشان امر فرمودی، گوش ندادند. bible_en_fa And refused to obey, neither were mindful of thy wonders that thou didst among them; but hardened their necks, and in their rebellion appointed a captain to return to their bondage: but thou art a God ready to pardon, gracious and merciful, slow to anger, and of great kindness, and forsookest them not. و در مملکت خودشان و در احسان عظیمی که به ایشان نمودی و در زمین وسیع وبرومند که پیش روی ایشان نهادی تو را عبادت ننمودند و از اعمال شنیع خویش بازگشت نکردند. bible_en_fa Yea, when they had made them a molten calf, and said, This is thy God that brought thee up out of Egypt, and had wrought great provocations; «اینک ما امروز غلامان هستیم و در زمینی که به پدران ما دادی تا میوه و نفایس آن رابخوریم، اینک در آن غلامان هستیم. bible_en_fa Yet thou in thy manifold mercies forsookest them not in the wilderness: the pillar of the cloud departed not from them by day, to lead them in the way; neither the pillar of fire by night, to shew them light, and the way wherein they should go. و آن، محصول فراوان خود را برای پادشاهانی که به‌سبب گناهان ما، بر ما مسلط ساخته‌ای می‌آورد و ایشان بر جسدهای ما و چهارپایان ما برحسب اراده خود حکمرانی می‌کنند و ما در شدت تنگی گرفتار هستیم.و به‌سبب همه این امور، ما عهدمحکم بسته، آن را نوشتیم و سروران و لاویان وکاهنان ما آن را مهر کردند.» bible_en_fa Thou gavest also thy good spirit to instruct them, and withheldest not thy manna from their mouth, and gavest them water for their thirst. و به‌سبب همه این امور، ما عهدمحکم بسته، آن را نوشتیم و سروران و لاویان وکاهنان ما آن را مهر کردند.» bible_en_fa Yea, forty years didst thou sustain them in the wilderness, so that they lacked nothing; their clothes waxed not old, and their feet swelled not. و کسانی که آن را مهر کردند اینانند: نحمیای ترشاتا ابن حکلیا و صدقیا. bible_en_fa Moreover thou gavest them kingdoms and nations, and didst divide them into corners: so they possessed the land of Sihon, and the land of the king of Heshbon, and the land of Og king of Bashan. وسرایا و عزریا و ارمیا. bible_en_fa Their children also multipliedst thou as the stars of heaven, and broughtest them into the land, concerning which thou hadst promised to their fathers, that they should go in to possess it. و فشحور و امریا و ملکیا. bible_en_fa So the children went in and possessed the land, and thou subduedst before them the inhabitants of the land, the Canaanites, and gavest them into their hands, with their kings, and the people of the land, that they might do with them as they would. و حطوش و شبنیا و ملوک. bible_en_fa And they took strong cities, and a fat land, and possessed houses full of all goods, wells digged, vineyards, and oliveyards, and fruit trees in abundance: so they did eat, and were filled, and became fat, and delighted themselves in thy great goodness. و حاریم ومریموت و عوبدیا. bible_en_fa Nevertheless they were disobedient, and rebelled against thee, and cast thy law behind their backs, and slew thy prophets which testified against them to turn them to thee, and they wrought great provocations. و دانیال و جنتون و باروک. bible_en_fa Therefore thou deliveredst them into the hand of their enemies, who vexed them: and in the time of their trouble, when they cried unto thee, thou heardest them from heaven; and according to thy manifold mercies thou gavest them saviours, who saved them out of the hand of their enemies. و مشلام و ابیا و میامین. bible_en_fa But after they had rest, they did evil again before thee: therefore leftest thou them in the hand of their enemies, so that they had the dominion over them: yet when they returned, and cried unto thee, thou heardest them from heaven; and many times didst thou deliver them according to thy mercies; و معزیا و بلجای وشمعیا، اینها کاهنان بودند. bible_en_fa And testifiedst against them, that thou mightest bring them again unto thy law: yet they dealt proudly, and hearkened not unto thy commandments, but sinned against thy judgments, (which if a man do, he shall live in them;) and withdrew the shoulder, and hardened their neck, and would not hear. و اما لاویان: یشوع بن ازنیا و بنوی از پسران حیناداد و قدمیئیل. bible_en_fa Yet many years didst thou forbear them, and testifiedst against them by thy spirit in thy prophets: yet would they not give ear: therefore gavest thou them into the hand of the people of the lands. وبرادران ایشان شبنیا و هودیا و قلیطا و فلایا وحانان. bible_en_fa Nevertheless for thy great mercies' sake thou didst not utterly consume them, nor forsake them; for thou art a gracious and merciful God. و میخا و رحوب و حشبیا. bible_en_fa Now therefore, our God, the great, the mighty, and the terrible God, who keepest covenant and mercy, let not all the trouble seem little before thee, that hath come upon us, on our kings, on our princes, and on our priests, and on our prophets, and on our fathers, and on all thy people, since the time of the kings of Assyria unto this day. و زکور وشربیا و شبنیا. bible_en_fa Howbeit thou art just in all that is brought upon us; for thou hast done right, but we have done wickedly: و هودیا و بانی و بنینو. bible_en_fa Neither have our kings, our princes, our priests, nor our fathers, kept thy law, nor hearkened unto thy commandments and thy testimonies, wherewith thou didst testify against them. وسروران قوم فرعوش و فحت موآب و عیلام وزتو و بانی. bible_en_fa For they have not served thee in their kingdom, and in thy great goodness that thou gavest them, and in the large and fat land which thou gavest before them, neither turned they from their wicked works. و بنی و عزجد و بابای. bible_en_fa Behold, we are servants this day, and for the land that thou gavest unto our fathers to eat the fruit thereof and the good thereof, behold, we are servants in it: و ادونیا وبغوای و عودین. bible_en_fa And it yieldeth much increase unto the kings whom thou hast set over us because of our sins: also they have dominion over our bodies, and over our cattle, at their pleasure, and we are in great distress. و عاطیر و حزقیا و عزور. bible_en_fa And because of all this we make a sure covenant, and write it; and our princes, Levites, and priests, seal unto it. وهودیا و حاشوم و بیصای. bible_en_fa Now those that sealed were, Nehemiah, the Tirshatha, the son of Hachaliah, and Zidkijah, و حاریف وعناتوت و نیبای. bible_en_fa Seraiah, Azariah, Jeremiah, و مجفیعاش و مشلام وحزیر. bible_en_fa Pashur, Amariah, Malchijah, و مشیزبئیل و صادوق و یدوع. bible_en_fa Hattush, Shebaniah, Malluch, وفلطیا و حانان و عنایا. bible_en_fa Harim, Meremoth, Obadiah, و هوشع و حننیا وحشوب. bible_en_fa Daniel, Ginnethon, Baruch, و هلوحیش و فلحا و شوبیق. bible_en_fa Meshullam, Abijah, Mijamin, ورحوم و حشبنا و معسیا. bible_en_fa Maaziah, Bilgai, Shemaiah: these were the priests. و اخیا و حانان وعانان. bible_en_fa And the Levites: both Jeshua the son of Azaniah, Binnui of the sons of Henadad, Kadmiel; و ملوک و حاریم و بعنه. bible_en_fa And their brethren, Shebaniah, Hodijah, Kelita, Pelaiah, Hanan, «و سایر قوم و کاهنان و لاویان و دربانان ومغنیان و نتینیم و همه کسانی که خویشتن را ازاهالی کشورها به تورات خدا جدا ساخته بودند با زنان و پسران و دختران خود و همه صاحبان معرفت و فطانت، bible_en_fa Micha, Rehob, Hashabiah, به برادران و بزرگان خویش ملصق شدند و لعنت و قسم بر خود نهادند که به تورات خدا که به واسطه موسی بنده خدا داده شده بود، سلوک نمایند و تمامی اوامر یهوه خداوند ما و احکام و فرایض او را نگاه دارند و به عمل آورند. bible_en_fa Zaccur, Sherebiah, Shebaniah, و اینکه دختران خود را به اهل زمین ندهیم و دختران ایشان را برای پسران خودنگیریم. bible_en_fa Hodijah, Bani, Beninu. و اگر اهل زمین در روز سبت، متاع یاهر گونه آذوقه به جهت فروختن بیاورند، آنها را ازایشان در روزهای سبت و روزهای مقدس نخریم و (حاصل ) سال هفتمین و مطالبه هر قرض راترک نماییم. bible_en_fa The chief of the people; Parosh, Pahath-moab, Elam, Zatthu, Bani, و بر خود فرایض قرار دادیم که یک ثلث مثقال در هر سال، بر خویشتن لازم دانیم به جهت خدمت خانه خدای ما. bible_en_fa Bunni, Azgad, Bebai, برای نان تقدمه و هدیه آردی دایمی و قربانی سوختنی دایمی در سبت‌ها و هلالها و مواسم و به جهت موقوفات و قربانی های گناه تا کفاره به جهت اسرائیل بشود و برای تمامی کارهای خانه خدای ما. bible_en_fa Adonijah, Bigvai, Adin, و ما کاهنان و لاویان و قوم، قرعه برای هدیه هیزم انداختیم، تا آن را به خانه خدای خودبرحسب خاندانهای آبای خویش، هر سال به وقتهای معین بیاوریم تا بر مذبح یهوه خدای ماموافق آنچه در تورات نوشته است سوخته شود. bible_en_fa Ater, Hizkijah, Azzur, و تا آنکه نوبرهای زمین خود و نوبرهای همه میوه هر گونه درخت را سال به سال به خانه خداوند بیاوریم. bible_en_fa Hodijah, Hashum, Bezai, و تا اینکه نخست زاده های پسران و حیوانات خود را موافق آنچه در تورات نوشته شده است و نخست زاده های گاوان و گوسفندان خود را به خانه خدای خویش، برای کاهنانی که در خانه خدای ما خدمت می‌کنندبیاوریم. bible_en_fa Hariph, Anathoth, Nebai, و نیز نوبر خمیر خود را و هدایای افراشتنی خویش را و میوه هر گونه درخت وعصیر انگور و روغن زیتون را برای کاهنان به حجره های خانه خدای خود و عشر زمین خویش را به جهت لاویان بیاوریم، زیرا که لاویان عشر رادر جمیع شهرهای زراعتی ما می‌گیرند. bible_en_fa Magpiash, Meshullam, Hezir, وهنگامی که لاویان عشر می‌گیرند، کاهنی ازپسران هارون همراه ایشان باشد و لاویان عشرعشرها را به خانه خدای ما به حجره های بیت‌المال بیاورند.زیرا که بنی‌اسرائیل وبنی لاوی هدایای افراشتنی غله و عصیر انگور وروغن زیتون را به حجره‌ها می‌بایست بیاورند، جایی که آلات قدس و کاهنانی که خدمت می‌کنند و دربانان و مغنیان حاضر می‌باشند، پس خانه خدای خود را ترک نخواهیم کرد.» bible_en_fa Meshezabeel, Zadok, Jaddua, زیرا که بنی‌اسرائیل وبنی لاوی هدایای افراشتنی غله و عصیر انگور وروغن زیتون را به حجره‌ها می‌بایست بیاورند، جایی که آلات قدس و کاهنانی که خدمت می‌کنند و دربانان و مغنیان حاضر می‌باشند، پس خانه خدای خود را ترک نخواهیم کرد.» bible_en_fa Pelatiah, Hanan, Anaiah, و سروران قوم در اورشلیم ساکن شدند وسایر قوم قرعه انداختند تا از هر ده نفریکنفر را به شهر مقدس اورشلیم، برای سکونت بیاورند و نه نفر باقی، در شهرهای دیگر ساکن شوند. bible_en_fa Hoshea, Hananiah, Hashub, و قوم، همه کسانی را که به خوشی دل برای سکونت در اورشلیم حاضر شدند، مبارک خواندند. bible_en_fa Hallohesh, Pileha, Shobek, و اینانند سروران بلدانی که دراورشلیم ساکن شدند، (و سایر اسرائیلیان وکاهنان و لاویان و نتینیم و پسران بندگان سلیمان، هر کس در ملک شهر خود، در شهرهای یهوداساکن شدند). bible_en_fa Rehum, Hashabnah, Maaseiah, پس در اورشلیم، بعضی از بنی یهودا وبنی بنیامین سکنی گرفتند. و اما از بنی یهودا، عنایاابن عزیا ابن زکریا ابن امریا ابن شفطیا ابن مهللئیل از بنی فارص. bible_en_fa And Ahijah, Hanan, Anan, و معسیا ابن باروک بن کلحوزه ابن حزیا ابن عدایا ابن یویاریب بن زکریا ابن شیلونی. bible_en_fa Malluch, Harim, Baanah. جمیع بنی فارص که در اورشلیم ساکن شدند، چهار صد و شصت و هشت مرد شجاع بودند. bible_en_fa And the rest of the people, the priests, the Levites, the porters, the singers, the Nethinims, and all they that had separated themselves from the people of the lands unto the law of God, their wives, their sons, and their daughters, every one having knowledge, and having understanding; واینانند پسران بنیامین: سلو ابن مشلام بن یوعید بن فدایا ابن قولایا ابن معسیا ابن ایتئیل بن اشعیا. bible_en_fa They clave to their brethren, their nobles, and entered into a curse, and into an oath, to walk in God's law, which was given by Moses the servant of God, and to observe and do all the commandments of the LORD our Lord, and his judgments and his statutes; وبعد از او جبای و سلای، نه صد و بیست و هشت نفر. bible_en_fa And that we would not give our daughters unto the people of the land, nor take their daughters for our sons: و یوئیل بن زکری، رئیس ایشان بود و یهوداابن هسنوآه، رئیس دوم شهر بود. bible_en_fa And if the people of the land bring ware or any victuals on the sabbath day to sell, that we would not buy it of them on the sabbath, or on the holy day: and that we would leave the seventh year, and the exaction of every debt. و از کاهنان، یدعیا ابن یویاریب و یاکین. bible_en_fa Also we made ordinances for us, to charge ourselves yearly with the third part of a shekel for the service of the house of our God; و سرایا ابن حلقیاابن مشلام بن صادوق بن مرایوت بن اخیطوب رئیس خانه خدا. bible_en_fa For the shewbread, and for the continual meat offering, and for the continual burnt offering, of the sabbaths, of the new moons, for the set feasts, and for the holy things, and for the sin offerings to make an atonement for Israel, and for all the work of the house of our God. و برادران ایشان که درکارهای خانه مشغول می‌بودند هشتصد و بیست و دو نفر. و عدایا ابن یروحام بن فللیا ابن امصی ابن زکریا ابن فشحور بن ملکیا. bible_en_fa And we cast the lots among the priests, the Levites, and the people, for the wood offering, to bring it into the house of our God, after the houses of our fathers, at times appointed year by year, to burn upon the altar of the LORD our God, as it is written in the law: و برادران او که روسای آبا بودند، دویست و چهل و دو نفر. وعمشیسای بن عزرئیل بن اخزای بن مشلیموت بن امیر. bible_en_fa And to bring the firstfruits of our ground, and the firstfruits of all fruit of all trees, year by year, unto the house of the LORD: و برادرانش که مردان جنگی بودند، صد وبیست و هشت نفر. و زبدیئیل بن هجدولیم رئیس ایشان بود. bible_en_fa Also the firstborn of our sons, and of our cattle, as it is written in the law, and the firstlings of our herds and of our flocks, to bring to the house of our God, unto the priests that minister in the house of our God: و از لاویان شمعیا ابن حشوب بن عزریقام بن حشبیا ابن بونی. bible_en_fa And that we should bring the firstfruits of our dough, and our offerings, and the fruit of all manner of trees, of wine and of oil, unto the priests, to the chambers of the house of our God; and the tithes of our ground unto the Levites, that the same Levites might have the tithes in all the cities of our tillage. و شبتای و یوزابادبر کارهای خارج خانه خدا از روسای لاویان بودند. bible_en_fa And the priest the son of Aaron shall be with the Levites, when the Levites take tithes: and the Levites shall bring up the tithe of the tithes unto the house of our God, to the chambers, into the treasure house. و متنیا ابن میکا ابن زبدی بن آساف پیشوای تسبیح که در نماز، حمد بگوید و بقبقیاکه از میان برادرانش رئیس دوم بود و عبدا ابن شموع بن جلال بن یدوتون. bible_en_fa For the children of Israel and the children of Levi shall bring the offering of the corn, of the new wine, and the oil, unto the chambers, where are the vessels of the sanctuary, and the priests that minister, and the porters, and the singers: and we will not forsake the house of our God. جمیع لاویان درشهر مقدس دویست و هشتاد و چهار نفر بودند. bible_en_fa And the rulers of the people dwelt at Jerusalem: the rest of the people also cast lots, to bring one of ten to dwell in Jerusalem the holy city, and nine parts to dwell in other cities. و دربانان عقوب و طلمون و برادران ایشان که درها را نگاهبانی می‌کردند، صد و هفتاد و دو نفر. bible_en_fa And the people blessed all the men, that willingly offered themselves to dwell at Jerusalem. و سایر اسرائیلیان و کاهنان و لاویان هر کدام در ملک خویش در جمیع شهرهای یهودا (ساکن شدند). bible_en_fa Now these are the chief of the province that dwelt in Jerusalem: but in the cities of Judah dwelt every one in his possession in their cities, to wit, Israel, the priests, and the Levites, and the Nethinims, and the children of Solomon's servants. و نتینیم در عوفل سکنی گرفتند وصیحا و جشفا روسای نتینیم bible_en_fa And at Jerusalem dwelt certain of the children of Judah, and of the children of Benjamin. Of the children of Judah; Athaiah the son of Uzziah, the son of Zechariah, the son of Amariah, the son of Shephatiah, the son of Mahalaleel, of the children of Perez; و رئیس لاویان در اورشلیم بر کارهای خانه خدا عزی ابن بانی ابن حشبیا ابن متنیا ابن میکا از پسران آساف که مغنیان بودند، می‌بود. bible_en_fa And Maaseiah the son of Baruch, the son of Col-hozeh, the son of Hazaiah, the son of Adaiah, the son of Joiarib, the son of Zechariah, the son of Shiloni. زیرا که درباره ایشان حکمی ازپادشاه بود و فریضه‌ای به جهت مغنیان برای امرهر روز در روزش. bible_en_fa All the sons of Perez that dwelt at Jerusalem were four hundred threescore and eight valiant men. و فتحیا ابن مشیزبئیل ازبنی زارح بن یهودا از جانب پادشاه برای جمیع امور قوم بود. bible_en_fa And these are the sons of Benjamin; Sallu the son of Meshullam, the son of Joed, the son of Pedaiah, the son of Kolaiah, the son of Maaseiah, the son of Ithiel, the son of Jesaiah. و بعضی از بنی یهودا در قصبه هاو نواحی آنها ساکن شدند. در قریه اربع و دهات آن و دیبون و دهات آن و یقبصیئیل و دهات آن. bible_en_fa And after him Gabbai, Sallai, nine hundred twenty and eight. و در یشوع و مولاده و بیت فالط. bible_en_fa And Joel the son of Zichri was their overseer: and Judah the son of Senuah was second over the city. و در حصرشوعال و بئرشبع و دهات آن. bible_en_fa Of the priests: Jedaiah the son of Joiarib, Jachin. و در صقلغ ومکونه و دهات آن. bible_en_fa Seraiah the son of Hilkiah, the son of Meshullam, the son of Zadok, the son of Meraioth, the son of Ahitub, was the ruler of the house of God. و در عین رمون و صرعه ویرموت. bible_en_fa And their brethren that did the work of the house were eight hundred twenty and two: and Adaiah the son of Jeroham, the son of Pelaliah, the son of Amzi, the son of Zechariah, the son of Pashur, the son of Malchiah, و زانوح و عدلام و دهات آنها ولاکیش و نواحی آن و عزیقه و دهات آن. پس ازبئرشبع تا وادی هنوم ساکن شدند. bible_en_fa And his brethren, chief of the fathers, two hundred forty and two: and Amashai the son of Azareel, the son of Ahasai, the son of Meshillemoth, the son of Immer, وبنی بنیامین از جبع تا مکماش ساکن شدند. در عیاو بیت یل و دهات آن. bible_en_fa And their brethren, mighty men of valour, an hundred twenty and eight: and their overseer was Zabdiel, the son of one of the great men. و عناتوت و نوب وعننیه، bible_en_fa Also of the Levites: Shemaiah the son of Hashub, the son of Azrikam, the son of Hashabiah, the son of Bunni; و حاصور و رامه و جتایم، bible_en_fa And Shabbethai and Jozabad, of the chief of the Levites, had the oversight of the outward business of the house of God. و حادیدو صبوعیم و نبلاط، bible_en_fa And Mattaniah the son of Micha, the son of Zabdi, the son of Asaph, was the principal to begin the thanksgiving in prayer: and Bakbukiah the second among his brethren, and Abda the son of Shammua, the son of Galal, the son of Jeduthun. و لود و اونو و وادی حراشیم.و بعضی فرقه های لاویان در یهودا وبنیامین ساکن شدند. bible_en_fa All the Levites in the holy city were two hundred fourscore and four. و بعضی فرقه های لاویان در یهودا وبنیامین ساکن شدند. bible_en_fa Moreover the porters, Akkub, Talmon, and their brethren that kept the gates, were an hundred seventy and two. و اینانند کاهنان و لاویانی که با زربابل بن شئلتیئیل و یشوع برآمدند. سرایا وارمیا و عزرا. bible_en_fa And the residue of Israel, of the priests, and the Levites, were in all the cities of Judah, every one in his inheritance. امریا و ملوک و حطوش. bible_en_fa But the Nethinims dwelt in Ophel: and Ziha and Gispa were over the Nethinims. و شکنیاو رحوم و مریموت. bible_en_fa The overseer also of the Levites at Jerusalem was Uzzi the son of Bani, the son of Hashabiah, the son of Mattaniah, the son of Micha. Of the sons of Asaph, the singers were over the business of the house of God. و عدو و جنتوی و ابیا. bible_en_fa For it was the king's commandment concerning them, that a certain portion should be for the singers, due for every day. ومیامین و معدیا و بلجه. bible_en_fa And Pethahiah the son of Meshezabeel, of the children of Zerah the son of Judah, was at the king's hand in all matters concerning the people. و شمعیا و یویاریب و یدعیا. bible_en_fa And for the villages, with their fields, some of the children of Judah dwelt at Kirjath-arba, and in the villages thereof, and at Dibon, and in the villages thereof, and at Jekabzeel, and in the villages thereof, و سلو و عاموق و حلقیا و یدعیا. اینان روسای کاهنان و برادران ایشان در ایام یشوع بودند. bible_en_fa And at Jeshua, and at Moladah, and at Beth-phelet, و لاویان: یشوع و بنوی و قدمیئیل وشربیا و یهودا و متنیا که او و برادرانش پیشوایان تسبیح خوانان بودند. bible_en_fa And at Hazar-shual, and at Beer-sheba, and in the villages thereof, و برادران ایشان بقبقیه وعنی در مقابل ایشان در جای خدمت خود بودند. bible_en_fa And at Ziklag, and at Mekonah, and in the villages thereof, و یشوع یویاقیم را تولید نمود و یویاقیم الیاشیب را آورد و الیاشیب یویاداع را آورد. bible_en_fa And at En-rimmon, and at Zareah, and at Jarmuth, ویویاداع یوناتان را آورد و یوناتان یدوع را آورد. bible_en_fa Zanoah, Adullam, and in their villages, at Lachish, and the fields thereof, at Azekah, and in the villages thereof. And they dwelt from Beer-sheba unto the valley of Hinnom. و در ایام یویاقیم روسای خاندانهای آبای کاهنان اینان بودند. از سرایا مرایا و از ارمیا حننیا. bible_en_fa The children also of Benjamin from Geba dwelt at Michmash, and Aija, and Bethel, and in their villages, و از عزرا، مشلام و از امریا، یهوحانان. bible_en_fa And at Anathoth, Nob, Ananiah, و ازملیکو، یوناتان و از شبنیا، یوسف. bible_en_fa Hazor, Ramah, Gittaim, و از حاریم، عدنا و از مرایوت، حلقای. bible_en_fa Hadid, Zeboim, Neballat, و از عدو، زکریا واز جنتون، مشلام. bible_en_fa Lod, and Ono, the valley of craftsmen. و از ابیا، زکری و از منیامین و موعدیا، فلطای. bible_en_fa And of the Levites were divisions in Judah, and in Benjamin. و از بلجه، شموع و ازشمعیا، یهوناتان. bible_en_fa Now these are the priests and the Levites that went up with Zerubbabel the son of Shealtiel, and Jeshua: Seraiah, Jeremiah, Ezra, و از یویاریب، متنای و ازیدعیا، عزی. bible_en_fa Amariah, Malluch, Hattush, و از سلای، قلای و از عاموق، عابر. bible_en_fa Shechaniah, Rehum, Meremoth, و از حلقیا، حشبیا و از یدعیا، نتنئیل. bible_en_fa Iddo, Ginnetho, Abijah, و روسای آبای لاویان، در ایام الیاشیب ویهویاداع و یوحانان و یدوع ثبت شدند و کاهنان نیز در سلطنت داریوش فارسی. bible_en_fa Miamin, Maadiah, Bilgah, و روسای آبای بنی لاوی در کتاب تواریخ ایام تا ایام یوحانان بن الیاشیب ثبت گردیدند. bible_en_fa Shemaiah, and Joiarib, Jediah, و روسای لاویان، حشبیا و شربیا و یشوع بن قدمیئیل وبرادرانشان در مقابل ایشان، تا موافق فرمان داودمرد خدا، فرقه برابر فرقه، حمد و تسبیح بخوانند. bible_en_fa Sallu, Amok, Hilkiah, Jedaiah. These were the chief of the priests and of their brethren in the days of Jeshua. و متنیا و بقبقیا و عوبدیا و مشلام و طلمون وعقوب دربانان بودند که نزد خزانه های دروازه هاپاسبانی می‌نمودند. bible_en_fa Moreover the Levites: Jeshua, Binnui, Kadmiel, Sherebiah, Judah, and Mattaniah, which was over the thanksgiving, he and his brethren. اینان در ایام یویاقیم بن یشوع بن یوصاداق و در ایام نحمیای والی وعزرای کاهن کاتب بودند. bible_en_fa Also Bakbukiah and Unni, their brethren, were over against them in the watches. و هنگام تبریک نمودن حصار اورشلیم، لاویان را از همه مکان های ایشان طلبیدند تا ایشان را به اورشلیم بیاورند که با شادمانی و حمد و سرود بادف و بربط و عود آن را تبریک نمایند. bible_en_fa And Jeshua begat Joiakim, Joiakim also begat Eliashib, and Eliashib begat Joiada, پس پسران مغنیان، از دایره گرداگرد اورشلیم و ازدهات نطوفاتیان جمع شدند. bible_en_fa And Joiada begat Jonathan, and Jonathan begat Jaddua. و از بیت جلجال و از مزرعه های جبع و عزموت، زیرا که مغنیان به اطراف اورشلیم به جهت خود دهات بنا کرده بودند. bible_en_fa And in the days of Joiakim were priests, the chief of the fathers: of Seraiah, Meraiah; of Jeremiah, Hananiah; و کاهنان و لاویان خویشتن را تطهیرنمودند و قوم و دروازه‌ها و حصار را نیز تطهیرکردند. bible_en_fa Of Ezra, Meshullam; of Amariah, Jehohanan; و من روسای یهودا را بر سر حصارآوردم و دو فرقه بزرگ از تسبیح خوانان معین کردم که یکی از آنها به طرف راست بر سر حصارتا دروازه خاکروبه به هیئت اجماعی رفتند. bible_en_fa Of Melicu, Jonathan; of Shebaniah, Joseph; و در عقب ایشان، هوشعیا و نصف روسای یهودا. bible_en_fa Of Harim, Adna; of Meraioth, Helkai; و عزریا و عزرا و مشلام. bible_en_fa Of Iddo, Zechariah; of Ginnethon, Meshullam; و یهودا وبنیامین شمعیا و ارمیا. bible_en_fa Of Abijah, Zichri; of Miniamin, of Moadiah, Piltai; و بعضی از پسران کاهنان با کرناها یعنی زکریا ابن یوناتان بن شمعیاابن متنیا ابن میکایا ابن زکور بن آصاف. bible_en_fa Of Bilgah, Shammua; of Shemaiah, Jehonathan; وبرادران او شمعیا و عزریئیل و مللای و جللای وماعای و نتنئیل و یهودا و حنانی با آلات موسیقی داود مرد خدا، و عزرای کاتب پیش ایشان بود. bible_en_fa And of Joiarib, Mattenai; of Jedaiah, Uzzi; پس ایشان نزد دروازه چشمه که برابر ایشان بود، بر زینه شهر داود بر فراز حصار بالای خانه داود، تا دروازه آب به طرف مشرق رفتند. bible_en_fa Of Sallai, Kallai; of Amok, Eber; وفرقه دوم، تسبیح خوانان در مقابل ایشان به هیئت اجماعی رفتند و من و نصف قوم بر سر حصار، ازنزد برج تنور تا حصار عریض در عقب ایشان رفتیم. bible_en_fa Of Hilkiah, Hashabiah; of Jedaiah, Nethaneel. و ایشان از بالای دروازه افرایم و بالای دروازه کهنه و بالای دروازه ماهی و برج حننئیل وبرج مئه تا دروازه گوسفندان (رفته )، نزد دروازه سجن توقف نمودند. bible_en_fa The Levites in the days of Eliashib, Joiada, and Johanan, and Jaddua, were recorded chief of the fathers: also the priests, to the reign of Darius the Persian. پس هر دو فرقه تسبیح خوانان در خانه خدا ایستادند و من و نصف سروران ایستادیم. bible_en_fa The sons of Levi, the chief of the fathers, were written in the book of the chronicles, even until the days of Johanan the son of Eliashib. و الیاقیم و معسیا ومنیامین و میکایا و الیوعینای و زکریا وحننیای کهنه با کرناها، bible_en_fa And the chief of the Levites: Hashabiah, Sherebiah, and Jeshua the son of Kadmiel, with their brethren over against them, to praise and to give thanks, according to the commandment of David the man of God, ward over against ward. و معسیا و شمعیا والعازار و عزی و یوحانان و ملکیا و عیلام و عازر، و مغنیان و یزرحیای وکیل به آواز بلندسراییدند. bible_en_fa Mattaniah, and Bakbukiah, Obadiah, Meshullam, Talmon, Akkub, were porters keeping the ward at the thresholds of the gates. و در آن روز، قربانی های عظیم گذرانیده، شادی نمودند، زیرا خدا ایشان را بسیار شادمان گردانیده بود و زنان و اطفال نیز شادی نمودند. پس شادمانی اورشلیم از جایهای دور مسموع شد. bible_en_fa These were in the days of Joiakim the son of Jeshua, the son of Jozadak, and in the days of Nehemiah the governor, and of Ezra the priest, the scribe. و در آن روز، کسانی چند بر حجره‌ها به جهت خزانه‌ها و هدایا و نوبرها و عشرها تعیین شدند تا حصه های کاهنان و لاویان را ازمزرعه های شهرها برحسب تورات در آنها جمع کنند، زیرا که یهودا درباره کاهنان و لاویانی که به خدمت می‌ایستادند، شادی می‌نمودند. bible_en_fa And at the dedication of the wall of Jerusalem they sought the Levites out of all their places, to bring them to Jerusalem, to keep the dedication with gladness, both with thanksgivings, and with singing, with cymbals, psalteries, and with harps. وایشان با مغنیان و دربانان، موافق حکم داود وپسرش سلیمان، ودیعت خدای خود و لوازم تطهیر را نگاه داشتند. bible_en_fa And the sons of the singers gathered themselves together, both out of the plain country round about Jerusalem, and from the villages of Netophathi; زیرا که در ایام داود وآساف از قدیم، روسای مغنیان بودند وسرودهای حمد و تسبیح برای خدا(می خواندند).و تمامی اسرائیل در ایام زربابل و در ایام نحمیا، حصه های مغنیان ودربانان را روز به روز می‌دادند و ایشان وقف به لاویان می‌دادند و لاویان وقف به بنی هارون می‌دادند. bible_en_fa Also from the house of Gilgal, and out of the fields of Geba and Azmaveth: for the singers had builded them villages round about Jerusalem. و تمامی اسرائیل در ایام زربابل و در ایام نحمیا، حصه های مغنیان ودربانان را روز به روز می‌دادند و ایشان وقف به لاویان می‌دادند و لاویان وقف به بنی هارون می‌دادند. bible_en_fa And the priests and the Levites purified themselves, and purified the people, and the gates, and the wall. در آن روز، کتاب موسی را به سمع قوم خواندند و در آن نوشته‌ای یافت شد که عمونیان و موآبیان تا به ابد به جماعت خدا داخل نشوند. bible_en_fa Then I brought up the princes of Judah upon the wall, and appointed two great companies of them that gave thanks, whereof one went on the right hand upon the wall toward the dung gate: چونکه ایشان بنی‌اسرائیل را به نان و آب استقبال نکردند، بلکه بلعام را به ضد ایشان اجیرنمودند تا ایشان را لعنت نماید اما خدای ما لعنت را به برکت تبدیل نمود. bible_en_fa And after them went Hoshaiah, and half of the princes of Judah, پس چون تورات راشنیدند، تمامی گروه مختلف را از میان اسرائیل جدا کردند. bible_en_fa And Azariah, Ezra, and Meshullam, و قبل از این الیاشیب کاهن که بر حجره های خانه خدای ما تعیین شده بود، با طوبیا قرابتی داشت. bible_en_fa Judah, and Benjamin, and Shemaiah, and Jeremiah, و برای او حجره بزرگ ترتیب داده بودکه در آن قبل از آن هدایای آردی و بخور وظروف را و عشر گندم و شراب و روغن را که فریضه لاویان و مغنیان و دربانان بود و هدایای افراشتنی کاهنان را می‌گذاشتند. bible_en_fa And certain of the priests' sons with trumpets; namely, Zechariah the son of Jonathan, the son of Shemaiah, the son of Mattaniah, the son of Michaiah, the son of Zaccur, the son of Asaph: و در همه آن وقت، من در اورشلیم نبودم زیرا در سال سی ودوم ارتحشستا پادشاه بابل، نزد پادشاه رفتم و بعداز ایامی چند از پادشاه رخصت خواستم. bible_en_fa And his brethren, Shemaiah, and Azarael, Milalai, Gilalai, Maai, Nethaneel, and Judah, Hanani, with the musical instruments of David the man of God, and Ezra the scribe before them. وچون به اورشلیم رسیدم، از عمل زشتی که الیاشیب درباره طوبیا کرده بود، از اینکه حجره‌ای برایش در صحن خانه خدا ترتیب نموده بود، آگاه شدم. bible_en_fa And at the fountain gate, which was over against them, they went up by the stairs of the city of David, at the going up of the wall, above the house of David, even unto the water gate eastward. و این امر به نظر من بسیار ناپسند آمده، پس تمامی اسباب خانه طوبیا را از حجره بیرون ریختم. bible_en_fa And the other company of them that gave thanks went over against them, and I after them, and the half of the people upon the wall, from beyond the tower of the furnaces even unto the broad wall; و امر فرمودم که حجره را تطهیر نمایندو ظروف خانه خدا و هدایا و بخور را در آن بازآوردم. bible_en_fa And from above the gate of Ephraim, and above the old gate, and above the fish gate, and the tower of Hananeel, and the tower of Meah, even unto the sheep gate: and they stood still in the prison gate. و فهمیدم که حصه های لاویان را به ایشان نمی دادند و از این جهت، هر کدام از لاویان ومغنیانی که مشغول خدمت می‌بودند، به مزرعه های خویش فرار کرده بودند. bible_en_fa So stood the two companies of them that gave thanks in the house of God, and I, and the half of the rulers with me: پس باسروران مشاجره نموده، گفتم چرا درباره خانه خدا غفلت می‌نمایند. و ایشان را جمع کرده، درجایهای ایشان برقرار نمودم. bible_en_fa And the priests; Eliakim, Maaseiah, Miniamin, Michaiah, Elioenai, Zechariah, and Hananiah, with trumpets; و جمیع یهودیان، عشر گندم و عصیر انگور و روغن را درخزانه‌ها آوردند. bible_en_fa And Maaseiah, and Shemaiah, and Eleazar, and Uzzi, and Jehohanan, and Malchijah, and Elam, and Ezer. And the singers sang loud, with Jezrahiah their overseer. و شلمیای کاهن و صادوق کاتب و فدایا را که از لاویان بود، بر خزانه هاگماشتم و به پهلوی ایشان، حانان بن زکور بن متنیارا، زیرا که مردم ایشان را امین می‌پنداشتند و کارایشان این بود که حصه های برادران خود را به ایشان بدهند. bible_en_fa Also that day they offered great sacrifices, and rejoiced: for God had made them rejoice with great joy: the wives also and the children rejoiced: so that the joy of Jerusalem was heard even afar off. ‌ای خدایم مرا درباره این کار بیاد آور وحسناتی را که برای خانه خدای خود و وظایف آن کرده‌ام محو مساز. bible_en_fa And at that time were some appointed over the chambers for the treasures, for the offerings, for the firstfruits, and for the tithes, to gather into them out of the fields of the cities the portions of the law for the priests and Levites: for Judah rejoiced for the priests and for the Levites that waited. در آن روزها، در یهودا بعضی را دیدم که چرخشتها را در روز سبت می‌فشردند و بافه هامی آوردند و الاغها را بار می‌کردند و شراب وانگور و انجیر و هر گونه حمل را نیز در روز سبت به اورشلیم می‌آوردند. پس ایشان را به‌سبب فروختن ماکولات در آن روز تهدید نمودم. bible_en_fa And both the singers and the porters kept the ward of their God, and the ward of the purification, according to the commandment of David, and of Solomon his son. وبعضی از اهل صور که در آنجا ساکن بودند، ماهی و هرگونه بضاعت می‌آوردند و در روز سبت، به بنی یهودا و اهل اورشلیم می‌فروختند. bible_en_fa For in the days of David and Asaph of old there were chief of the singers, and songs of praise and thanksgiving unto God. پس با بزرگان یهودا مشاجره نمودم و به ایشان گفتم: «این چه عمل زشت است که شمامی کنید و روز سبت را بی‌حرمت می‌نمایید؟ bible_en_fa And all Israel in the days of Zerubbabel, and in the days of Nehemiah, gave the portions of the singers and the porters, every day his portion: and they sanctified holy things unto the Levites; and the Levites sanctified them unto the children of Aaron. آیا پدران شما چنین نکردند و آیا خدای ما تمامی این بلا را بر ما و بر این شهر وارد نیاورد؟ وشما سبت را بی‌حرمت نموده، غضب را براسرائیل زیاد می‌کنید.» bible_en_fa On that day they read in the book of Moses in the audience of the people; and therein was found written, that the Ammonite and the Moabite should not come into the congregation of God for ever; و هنگامی که دروازه های اورشلیم قبل از سبت سایه می‌افکند، امر فرمودم که دروازه‌ها را ببندند و قدغن کردم که آنها را تا بعد از سبت نگشایند و بعضی از خادمان خود را بر دروازه‌ها قرار دادم که هیچ بار در روزسبت آورده نشود. bible_en_fa Because they met not the children of Israel with bread and with water, but hired Balaam against them, that he should curse them: howbeit our God turned the curse into a blessing. پس سوداگران و فروشندگان هرگونه بضاعت، یک دو دفعه بیرون از اورشلیم شب رابسر بردند. bible_en_fa Now it came to pass, when they had heard the law, that they separated from Israel all the mixed multitude. اما من ایشان را تهدید کرده، گفتم: «شما چرا نزد دیوار شب را بسر می‌برید؟ اگر باردیگر چنین کنید، دست بر شما می‌اندازم.» پس ازآنوقت دیگر در روز سبت نیامدند. bible_en_fa And before this, Eliashib the priest, having the oversight of the chamber of the house of our God, was allied unto Tobiah: و لاویان را امر فرمودم که خویشتن راتطهیر نمایند و آمده، دروازه‌ها را نگاهبانی کنندتا روز سبت تقدیس شود. ای خدایم این را نیزبرای من بیاد آور و برحسب کثرت رحمت خود، بر من ترحم فرما. bible_en_fa And he had prepared for him a great chamber, where aforetime they laid the meat offerings, the frankincense, and the vessels, and the tithes of the corn, the new wine, and the oil, which was commanded to be given to the Levites, and the singers, and the porters; and the offerings of the priests. در آن روزها نیز بعضی یهودیان را دیدم، که زنان از اشدودیان و عمونیان و موآبیان گرفته بودند. bible_en_fa But in all this time was not I at Jerusalem: for in the two and thirtieth year of Artaxerxes king of Babylon came I unto the king, and after certain days obtained I leave of the king: و نصف کلام پسران ایشان، در زبان اشدود می‌بود و به زبان یهود نمی توانستند به خوبی تکلم نمایند، بلکه به زبان این قوم و آن قوم. bible_en_fa And I came to Jerusalem, and understood of the evil that Eliashib did for Tobiah, in preparing him a chamber in the courts of the house of God. بنابراین با ایشان مشاجره نموده، ایشان را ملامت کردم و بعضی از ایشان را زدم و موی ایشان را کندم و ایشان را به خدا قسم داده، گفتم: «دختران خود را به پسران آنها مدهید و دختران آنها را به جهت پسران خود و به جهت خویشتن مگیرید. bible_en_fa And it grieved me sore: therefore I cast forth all the household stuff of Tobiah out of the chamber. آیا سلیمان پادشاه اسرائیل در همین امر گناه نورزید با آنکه در امت های بسیارپادشاهی مثل او نبود؟ و اگر‌چه او محبوب خدای خود می‌بود و خدا او را به پادشاهی تمامی اسرائیل نصب کرده بود، زنان بیگانه او را نیزمرتکب گناه ساختند. bible_en_fa Then I commanded, and they cleansed the chambers: and thither brought I again the vessels of the house of God, with the meat offering and the frankincense. پس آیا ما به شما گوش خواهیم گرفت که مرتکب این شرارت عظیم بشویم و زنان بیگانه گرفته، به خدای خویش خیانت ورزیم؟» bible_en_fa And I perceived that the portions of the Levites had not been given them: for the Levites and the singers, that did the work, were fled every one to his field. و یکی از پسران یهویاداع بن الیاشیب رئیس کهنه، داماد سنبلط حورونی بود. پس او رااز نزد خود راندم. bible_en_fa Then contended I with the rulers, and said, Why is the house of God forsaken? And I gathered them together, and set them in their place. ‌ای خدای من ایشان را بیاد آور، زیرا که کهانت و عهد کهانت و لاویان را بی‌عصمت کرده‌اند.پس من ایشان را از هر چیز بیگانه طاهرساختم و وظایف کاهنان و لاویان را برقرارنمودم که هر کس بر خدمت خود حاضر شود. bible_en_fa Then brought all Judah the tithe of the corn and the new wine and the oil unto the treasuries. پس من ایشان را از هر چیز بیگانه طاهرساختم و وظایف کاهنان و لاویان را برقرارنمودم که هر کس بر خدمت خود حاضر شود. bible_en_fa And I made treasurers over the treasuries, Shelemiah the priest, and Zadok the scribe, and of the Levites, Pedaiah: and next to them was Hanan the son of Zaccur, the son of Mattaniah: for they were counted faithful, and their office was to distribute unto their brethren. در ایام اخشورش (این امور واقع شد). این همان اخشورش است که از هند تا حبش، بر صد و بیست و هفت ولایت سلطنت می‌کرد. bible_en_fa Remember me, O my God, concerning this, and wipe not out my good deeds that I have done for the house of my God, and for the offices thereof. در آن ایام حینی که اخشورش پادشاه، بر کرسی سلطنت خویش در دارالسلطنه شوشن نشسته بود. bible_en_fa In those days saw I in Judah some treading wine presses on the sabbath, and bringing in sheaves, and lading asses; as also wine, grapes, and figs, and all manner of burdens, which they brought into Jerusalem on the sabbath day: and I testified against them in the day wherein they sold victuals. در سال سوم از سلطنت خویش، ضیافتی برای جمیع سروران و خادمان خود برپا نمود و حشمت فارس ومادی از امرا و سروران ولایتها، به حضور او بودند. bible_en_fa There dwelt men of Tyre also therein, which brought fish, and all manner of ware, and sold on the sabbath unto the children of Judah, and in Jerusalem. پس مدت مدید صد و هشتاد روز، توانگری جلال سلطنت خویش و حشمت مجد عظمت خود را جلوه می‌داد. bible_en_fa Then I contended with the nobles of Judah, and said unto them, What evil thing is this that ye do, and profane the sabbath day? پس بعد از انقضای آنروزها، پادشاه برای همه کسانی که دردارالسلطنه شوشن از خرد و بزرگ یافت شدند، ضیافت هفت روزه در عمارت باغ قصر پادشاه برپا نمود. bible_en_fa Did not your fathers thus, and did not our God bring all this evil upon us, and upon this city? yet ye bring more wrath upon Israel by profaning the sabbath. پرده‌ها از کتان سفید و لاجورد، با ریسمانهای سفید و ارغوان در حلقه های نقره بر ستونهای مرمر سفید آویخته وتختهای طلا و نقره بر سنگفرشی از سنگ سماق و مرمر سفید و در و مرمر سیاه بود. bible_en_fa And it came to pass, that when the gates of Jerusalem began to be dark before the sabbath, I commanded that the gates should be shut, and charged that they should not be opened till after the sabbath: and some of my servants set I at the gates, that there should no burden be brought in on the sabbath day. و آشامیدن، از ظرفهای طلابود و ظرفها را اشکال مختلفه بود و شرابهای ملوکانه برحسب کرم پادشاه فراوان بود. bible_en_fa So the merchants and sellers of all kind of ware lodged without Jerusalem once or twice. و آشامیدن برحسب قانون بود که کسی بر کسی تکلف نمی نمود، زیرا پادشاه درباره همه بزرگان خانه‌اش چنین امر فرموده بود که هر کس موافق میل خود رفتار نماید. bible_en_fa Then I testified against them, and said unto them, Why lodge ye about the wall? if ye do so again, I will lay hands on you. From that time forth came they no more on the sabbath. و وشتی ملکه نیز ضیافتی برای زنان خانه خسروی اخشورش پادشاه برپا نمود. bible_en_fa And I commanded the Levites that they should cleanse themselves, and that they should come and keep the gates, to sanctify the sabbath day. Remember me, O my God, concerning this also, and spare me according to the greatness of thy mercy. در روز هفتم، چون دل پادشاه از شراب خوش شد، هفت خواجه‌سرا یعنی مهومان و بزتا و حربونا و بغتا و ابغتا و زاتر و کرکس را که درحضور اخشورش پادشاه خدمت می‌کردند، امر فرمود bible_en_fa In those days also saw I Jews that had married wives of Ashdod, of Ammon, and of Moab: که وشتی ملکه را با تاج ملوکانه به حضور پادشاه بیاورندتا زیبایی او را به خلایق و سروران نشان دهد، زیرا که نیکو منظر بود. bible_en_fa And their children spake half in the speech of Ashdod, and could not speak in the Jews' language, but according to the language of each people. اما وشتی ملکه نخواست که برحسب فرمانی که پادشاه به‌دست خواجه‌سرایان فرستاده بود بیاید. پس پادشاه بسیار خشمناک شده، غضبش در دلش مشتعل گردید. bible_en_fa And I contended with them, and cursed them, and smote certain of them, and plucked off their hair, and made them swear by God, saying, Ye shall not give your daughters unto their sons, nor take their daughters unto your sons, or for yourselves. آنگاه پادشاه به حکیمانی که از زمانها مخبر بودند تکلم نموده، (زیرا که عادت پادشاه با همه کسانی که به شریعت و احکام عارف بودند چنین بود. bible_en_fa Did not Solomon king of Israel sin by these things? yet among many nations was there no king like him, who was beloved of his God, and God made him king over all Israel: nevertheless even him did outlandish women cause to sin. و مقربان او کرشنا و شیتار و ادماتا و ترشیش و مرس و مرسنا ومموکان، هفت رئیس فارس و مادی بودند که روی پادشاه را می‌دیدند و در مملکت به درجه اول می‌نشستند) bible_en_fa Shall we then hearken unto you to do all this great evil, to transgress against our God in marrying strange wives? گفت: «موافق شریعت، به وشتی ملکه چه باید کرد؟ چونکه به فرمانی که اخشورش پادشاه به‌دست خواجه‌سرایان فرستاده است، عمل ننموده.» bible_en_fa And one of the sons of Joiada, the son of Eliashib the high priest, was son in law to Sanballat the Horonite: therefore I chased him from me. آنگاه مموکان به حضور پادشاه و سروران عرض کرد که «وشتی ملکه، نه‌تنها به پادشاه تقصیر نموده، بلکه به همه روسا و جمیع طوایفی که در تمامی ولایتهای اخشورش پادشاه می‌باشند، bible_en_fa Remember them, O my God, because they have defiled the priesthood, and the covenant of the priesthood, and of the Levites. زیرا چون این عمل ملکه نزد تمامی زنان شایع شود، آنگاه شوهرانشان در نظر ایشان خوار خواهند شد، حینی که مخبر شوند که اخشورش پادشاه امر فرموده است که وشتی ملکه را به حضورش بیاورند و نیامده است. bible_en_fa Thus cleansed I them from all strangers, and appointed the wards of the priests and the Levites, every one in his business; و در آنوقت، خانمهای فارس و مادی که این عمل ملکه را بشنوند، به جمیع روسای پادشاه چنین خواهند گفت و این مورد بسیار احتقار و غضب خواهد شد. bible_en_fa And for the wood offering, at times appointed, and for the firstfruits. Remember me, O my God, for good. پس اگر پادشاه این رامصلحت داند، فرمان ملوکانه‌ای از حضور وی صادر شود و در شرایع فارس و مادی ثبت گردد، تا تبدیل نپذیرد، که وشتی به حضور اخشورش پادشاه دیگر نیاید و پادشاه رتبه ملوکانه او را به دیگری که بهتر از او باشد بدهد. bible_en_fa Now it came to pass in the days of Ahasuerus, (this is Ahasuerus which reigned, from India even unto Ethiopia, over an hundred and seven and twenty provinces:) وچون فرمانی که پادشاه صادر گرداند در تمامی مملکت عظیم او مسموع شود، آنگاه همه زنان شوهران خود را ازبزرگ و کوچک، احترام خواهند نمود.» bible_en_fa That in those days, when the king Ahasuerus sat on the throne of his kingdom, which was in Shushan the palace, و این سخن در نظر پادشاه و روسا پسندآمد و پادشاه موافق سخن مموکان عمل نمود.و مکتوبات به همه ولایتهای پادشاه به هرولایت، موافق خط آن و به هر قوم، موافق زبانش فرستاد تا هر مرد در خانه خود مسلط شود و درزبان قوم خود آن را بخواند. bible_en_fa In the third year of his reign, he made a feast unto all his princes and his servants; the power of Persia and Media, the nobles and princes of the provinces, being before him: و مکتوبات به همه ولایتهای پادشاه به هرولایت، موافق خط آن و به هر قوم، موافق زبانش فرستاد تا هر مرد در خانه خود مسلط شود و درزبان قوم خود آن را بخواند. bible_en_fa When he shewed the riches of his glorious kingdom and the honour of his excellent majesty many days, even an hundred and fourscore days. بعد از این وقایع، چون غضب اخشورش پادشاه فرو نشست، وشتی و آنچه را که او کرده بود و حکمی که درباره او صادر شده بود، به یاد آورد. bible_en_fa And when these days were expired, the king made a feast unto all the people that were present in Shushan the palace, both unto great and small, seven days, in the court of the garden of the king's palace; و ملازمان پادشاه که او را خدمت می‌کردند، گفتند که «دختران باکره نیکو منظربرای پادشاه بطلبند. bible_en_fa Where were white, green, and blue, hangings, fastened with cords of fine linen and purple to silver rings and pillars of marble: the beds were of gold and silver, upon a pavement of red, and blue, and white, and black, marble. و پادشاه در همه ولایتهای مملکت خود وکلا بگمارد که همه دختران باکره نیکو منظر را به دارالسلطنه شوشن در خانه زنان زیر دست هیجای که خواجه‌سرای پادشاه ومستحفظ زنان می‌باشد، جمع کنند و به ایشان اسباب طهارت داده شود. bible_en_fa And they gave them drink in vessels of gold, (the vessels being diverse one from another,) and royal wine in abundance, according to the state of the king. و دختری که به نظرپادشاه پسند آید، در جای وشتی ملکه بشود.» پس این سخن در نظر پادشاه پسند آمد و همچنین عمل نمود. bible_en_fa And the drinking was according to the law; none did compel: for so the king had appointed to all the officers of his house, that they should do according to every man's pleasure. شخصی یهودی در دارالسلطنه شوشن بودکه به مردخای بن یائیر ابن شمعی ابن قیس بنیامینی مسمی بود. bible_en_fa Also Vashti the queen made a feast for the women in the royal house which belonged to king Ahasuerus. و او از اورشلیم جلای وطن شده بود، با اسیرانی که همراه یکنیا پادشاه یهودا جلای وطن شده بودند که نبوکدنصر پادشاه بابل ایشان را به اسیری آورده بود. bible_en_fa On the seventh day, when the heart of the king was merry with wine, he commanded Mehuman, Biztha, Harbona, Bigtha, and Abagtha, Zethar, and Carcas, the seven chamberlains that served in the presence of Ahasuerus the king, و او هدسه، یعنی استر، دختر عموی خود را تربیت می‌نمودچونکه وی را پدر و مادر نبود و آن دختر، خوب صورت و نیکومنظر بود و بعد از وفات پدر ومادرش، مردخای وی را به‌جای دختر خودگرفت. bible_en_fa To bring Vashti the queen before the king with the crown royal, to shew the people and the princes her beauty: for she was fair to look on. پس چون امر و فرمان پادشاه شایع گردید ودختران بسیار در دارالسلطنه شوشن زیر دست هیجای جمع شدند، استر را نیز به خانه پادشاه، زیر دست هیجای که مستحفظ زنان بود آوردند. bible_en_fa But the queen Vashti refused to come at the king's commandment by his chamberlains: therefore was the king very wroth, and his anger burned in him. و آن دختر به نظر او پسند آمده، در حضورش التفات یافت. پس به زودی، اسباب طهارت وتحفه هایش را به وی داد و نیز هفت کنیز را که از خانه پادشاه برگزیده شده بودند که به وی داده شوند و او را با کنیزانش به بهترین خانه زنان نقل کرد. bible_en_fa Then the king said to the wise men, which knew the times, (for so was the king's manner toward all that knew law and judgment: و استر، قومی و خویشاوندی خود رافاش نکرد، زیرا که مردخای او را امر فرموده بودکه نکند. bible_en_fa And the next unto him was Carshena, Shethar, Admatha, Tarshish, Meres, Marsena, and Memucan, the seven princes of Persia and Media, which saw the king's face, and which sat the first in the kingdom;) و مردخای روز به روز پیش صحن خانه زنان گردش می‌کرد تا از احوال استر و ازآنچه به وی واقع شود، اطلاع یابد. bible_en_fa What shall we do unto the queen Vashti according to law, because she hath not performed the commandment of the king Ahasuerus by the chamberlains? و چون نوبه هر دختر می‌رسید که نزداخشورش پادشاه داخل شود، یعنی بعد از آنکه آنچه را که برای زنان مرسوم بود که در مدت دوازده ماه کرده شود چونکه ایام تطهیر ایشان بدین منوال تمام می‌شد، یعنی شش ماه به روغن مر و شش ماه به عطریات و اسباب تطهیر زنان. bible_en_fa And Memucan answered before the king and the princes, Vashti the queen hath not done wrong to the king only, but also to all the princes, and to all the people that are in all the provinces of the king Ahasuerus. آنگاه آن دختر بدین طور نزد پادشاه داخل می‌شد که هر‌چه را می‌خواست به وی می‌دادند تاآن را از خانه زنان به خانه پادشاه با خود ببرد. bible_en_fa For this deed of the queen shall come abroad unto all women, so that they shall despise their husbands in their eyes, when it shall be reported, The king Ahasuerus commanded Vashti the queen to be brought in before him, but she came not. در وقت شام داخل می‌شد و صبحگاهان به خانه دوم زنان، زیر دست شعشغاز که خواجه‌سرای پادشاه و مستحفظ متعه‌ها بود، برمی گشت و بار دیگر، نزد پادشاه داخل نمی شد، مگر اینکه پادشاه در او رغبت کرده، او را بنام بخواند. bible_en_fa Likewise shall the ladies of Persia and Media say this day unto all the king's princes, which have heard of the deed of the queen. Thus shall there arise too much contempt and wrath. و چون نوبه استر، دختر ابیحایل، عموی مردخای که او را بجای دختر خود گرفته بودرسید که نزد پادشاه داخل شود، چیزی سوای آنچه هیجای، خواجه‌سرای پادشاه و مستحفظزنان گفته بود نخواست و استر در نظر هر‌که او رامی دید، التفات می‌یافت. bible_en_fa If it please the king, let there go a royal commandment from him, and let it be written among the laws of the Persians and the Medes, that it be not altered, That Vashti come no more before king Ahasuerus; and let the king give her royal estate unto another that is better than she. پس استر را نزداخشورش پادشاه، به قصر ملوکانه‌اش در ماه دهم که ماه طیبیت باشد، در سال هفتم سلطنت اوآوردند. bible_en_fa And when the king's decree which he shall make shall be published throughout all his empire, (for it is great,) all the wives shall give to their husbands honour, both to great and small. و پادشاه، استر را از همه زنان زیاده دوست داشت و از همه دوشیزگان، در حضور وی نعمت و التفات زیاده یافت. لهذا تاج ملوکانه را بر سرش گذاشت و او را در جای وشتی ملکه ساخت. bible_en_fa And the saying pleased the king and the princes; and the king did according to the word of Memucan: و پادشاه ضیافت عظیمی یعنی ضیافت استر را برای همه روسا و خادمان خودبرپا نمود و به ولایتها راحت بخشیده، برحسب کرم ملوکانه خود، عطایا ارزانی داشت. bible_en_fa For he sent letters into all the king's provinces, into every province according to the writing thereof, and to every people after their language, that every man should bear rule in his own house, and that it should be published according to the language of every people. و چون دوشیزگان، بار دیگر جمع شدند، مردخای بر دروازه پادشاه نشسته بود. bible_en_fa After these things, when the wrath of king Ahasuerus was appeased, he remembered Vashti, and what she had done, and what was decreed against her. و استرهنوز خویشاوندی و قومی خود را بر وفق آنچه مردخای به وی امر فرموده بود فاش نکرده بود، زیرا که استر حکم مردخای را مثل زمانی که نزدوی تربیت می‌یافت بجا می‌آورد. bible_en_fa Then said the king's servants that ministered unto him, Let there be fair young virgins sought for the king: در آن ایام، حینی که مردخای در دروازه پادشاه نشسته بود، دونفر از خواجه‌سرایان پادشاه و حافظان آستانه یعنی بغتان و تارش غضبناک شده، خواستند که بر اخشورش پادشاه دست بیندازند. bible_en_fa And let the king appoint officers in all the provinces of his kingdom, that they may gather together all the fair young virgins unto Shushan the palace, to the house of the women unto the custody of Hege the king's chamberlain, keeper of the women; and let their things for purification be given them: و چون مردخای از این امر اطلاع یافت، استر ملکه را خبر داد و استر، پادشاه را اززبان مردخای مخبر ساخت.پس این امر راتفحص نموده، صحیح یافتند و هر دوی ایشان رابر دار کشیدند و این قصه در حضور پادشاه، درکتاب تواریخ ایام مرقوم شد. bible_en_fa And let the maiden which pleaseth the king be queen instead of Vashti. And the thing pleased the king; and he did so. پس این امر راتفحص نموده، صحیح یافتند و هر دوی ایشان رابر دار کشیدند و این قصه در حضور پادشاه، درکتاب تواریخ ایام مرقوم شد. bible_en_fa Now in Shushan the palace there was a certain Jew, whose name was Mordecai, the son of Jair, the son of Shimei, the son of Kish, a Benjamite; بعد از این وقایع، اخشورش پادشاه، هامان بن همداتای اجاجی را عظمت داده، به درجه بلند رسانید و کرسی او را از تمامی روسایی که با او بودند بالاتر گذاشت. bible_en_fa Who had been carried away from Jerusalem with the captivity which had been carried away with Jeconiah king of Judah, whom Nebuchadnezzar the king of Babylon had carried away. و جمیع خادمان پادشاه که در دروازه پادشاه می‌بودند، به هامان سر فرود آورده، وی را سجده می‌کردند، زیرا که پادشاه درباره‌اش چنین امر فرموده بود. لکن مردخای سر فرود نمی آورد و او را سجده نمی کرد. bible_en_fa And he brought up Hadassah, that is, Esther, his uncle's daughter: for she had neither father nor mother, and the maid was fair and beautiful; whom Mordecai, when her father and mother were dead, took for his own daughter. و خادمان پادشاه که در دروازه پادشاه بودند، از مردخای پرسیدند که «تو چرا از امرپادشاه تجاوز می‌نمایی؟» bible_en_fa So it came to pass, when the king's commandment and his decree was heard, and when many maidens were gathered together unto Shushan the palace, to the custody of Hegai, that Esther was brought also unto the king's house, to the custody of Hegai, keeper of the women. اما هر‌چند، روز به روز این سخن را به وی می‌گفتند، به ایشان گوش نمی داد. پس هامان راخبر دادند تا ببینند که آیا کلام مردخای ثابت می‌شود یا نه، زیرا که ایشان را خبر داده بود که من یهودی هستم. bible_en_fa And the maiden pleased him, and she obtained kindness of him; and he speedily gave her her things for purification, with such things as belonged to her, and seven maidens, which were meet to be given her, out of the king's house: and he preferred her and her maids unto the best place of the house of the women. و چون هامان دید که مردخای سر فرود نمی آورد و او را سجده نمی نماید، هامان از غضب مملو گردید. bible_en_fa Esther had not shewed her people nor her kindred: for Mordecai had charged her that she should not shew it. و چونکه دست انداختن بر مردخای، تنها به نظر وی سهل آمد واو را از قوم مردخای اطلاع داده بودند، پس هامان قصد هلاک نمودن جمیع یهودیانی که در تمامی مملکت اخشورش بودند کرد، زانرو که قوم مردخای بودند. bible_en_fa And Mordecai walked every day before the court of the women's house, to know how Esther did, and what should become of her. در ماه اول از سال دوازدهم سلطنت اخشورش که ماه نیسان باشد، هر روز در حضورهامان و هر ماه تا ماه دوازدهم که ماه اذار باشد، فور یعنی قرعه می‌انداختند. bible_en_fa Now when every maid's turn was come to go in to king Ahasuerus, after that she had been twelve months, according to the manner of the women, (for so were the days of their purifications accomplished, to wit, six months with oil of myrrh, and six months with sweet odours, and with other things for the purifying of the women;) پس هامان به اخشورش پادشاه گفت: «قومی هستند که در میان قوم‌ها در جمیع ولایتهای مملکت تو پراکنده ومتفرق می‌باشند و شرایع ایشان، مخالف همه قومها است و شرایع پادشاه را به‌جا نمی آورند. لهذا ایشان را چنین واگذاشتن برای پادشاه مفیدنیست. bible_en_fa Then thus came every maiden unto the king; whatsoever she desired was given her to go with her out of the house of the women unto the king's house. اگر پادشاه را پسند آید، حکمی نوشته شود که ایشان را هلاک سازند. و من ده هزار وزنه نقره به‌دست عاملان خواهم داد تا آن را به خزانه پادشاه بیاورند.» bible_en_fa In the evening she went, and on the morrow she returned into the second house of the women, to the custody of Shaashgaz, the king's chamberlain, which kept the concubines: she came in unto the king no more, except the king delighted in her, and that she were called by name. آنگاه پادشاه انگشترخود را از دستش بیرون کرده، آن را به هامان بن همداتای اجاجی که دشمن یهود بود داد. bible_en_fa Now when the turn of Esther, the daughter of Abihail the uncle of Mordecai, who had taken her for his daughter, was come to go in unto the king, she required nothing but what Hegai the king's chamberlain, the keeper of the women, appointed. And Esther obtained favour in the sight of all them that looked upon her. و پادشاه به هامان گفت: «هم نقره و هم قوم را به تودادم تا هرچه در نظرت پسند آید به ایشان بکنی.» bible_en_fa So Esther was taken unto king Ahasuerus into his house royal in the tenth month, which is the month Tebeth, in the seventh year of his reign. پس کاتبان پادشاه را در روز سیزدهم ماه اول احضار نمودند و بر وفق آنچه هامان امرفرمود، به امیران پادشاه و به والیانی که بر هرولایت بودند و بر سروران هر قوم مرقوم شد. به هر ولایت، موافق خط آن و به هر قوم موافق زبانش، به اسم اخشورش پادشاه مکتوب گردید وبه مهر پادشاه مختوم شد. bible_en_fa And the king loved Esther above all the women, and she obtained grace and favour in his sight more than all the virgins; so that he set the royal crown upon her head, and made her queen instead of Vashti. و مکتوبات به‌دست چاپاران به همه ولایتهای پادشاه فرستاده شد تاهمه یهودیان را از جوان و پیر و طفل و زن در یک روز، یعنی سیزدهم ماه دوازدهم که ماه آذارباشد، هلاک کنند و بکشند و تلف سازند و اموال ایشان را غارت کنند. bible_en_fa Then the king made a great feast unto all his princes and his servants, even Esther's feast; and he made a release to the provinces, and gave gifts, according to the state of the king. و تا این حکم در همه ولایتها رسانیده شود، سوادهای مکتوب به همه قومها اعلان شد که در همان روز مستعد باشند.پس چاپاران بیرون رفتند و ایشان را برحسب فرمان پادشاه شتابانیدند و این حکم دردارالسلطنه شوشن نافذ شد و پادشاه و هامان به نوشیدن نشستند. اما شهر شوشن مشوش بود. bible_en_fa And when the virgins were gathered together the second time, then Mordecai sat in the king's gate. پس چاپاران بیرون رفتند و ایشان را برحسب فرمان پادشاه شتابانیدند و این حکم دردارالسلطنه شوشن نافذ شد و پادشاه و هامان به نوشیدن نشستند. اما شهر شوشن مشوش بود. bible_en_fa Esther had not yet shewed her kindred nor her people; as Mordecai had charged her: for Esther did the commandment of Mordecai, like as when she was brought up with him. و چون مردخای از هرآنچه شده بود اطلاع یافت، مردخای جامه خود را دریده، پلاس با خاکستر در بر کرد و به میان شهر بیرون رفته، به آواز بلند فریاد تلخ برآورد. bible_en_fa In those days, while Mordecai sat in the king's gate, two of the king's chamberlains, Bigthan and Teresh, of those which kept the door, were wroth, and sought to lay hand on the king Ahasuerus. و تاروبروی دروازه پادشاه آمد، زیرا که جایز نبود که کسی با لباس پلاس داخل دروازه پادشاه بشود. bible_en_fa And the thing was known to Mordecai, who told it unto Esther the queen; and Esther certified the king thereof in Mordecai's name. و در هر ولایتی که امر و فرمان پادشاه به آن رسید، یهودیان را ماتم عظیمی و روزه و گریه ونوحه گری بود و بسیاری در پلاس و خاکسترخوابیدند. bible_en_fa And when inquisition was made of the matter, it was found out; therefore they were both hanged on a tree: and it was written in the book of the chronicles before the king. پس کنیزان و خواجه‌سرایان استر آمده، اورا خبر دادند و ملکه بسیار محزون شد و لباس فرستاد تا مردخای را بپوشانند و پلاس او را ازوی بگیرند، اما او قبول نکرد. bible_en_fa After these things did king Ahasuerus promote Haman the son of Hammedatha the Agagite, and advanced him, and set his seat above all the princes that were with him. آنگاه استر، هتاک را که یکی از خواجه‌سرایان پادشاه بود و او را به جهت خدمت وی تعیین نموده بود، خواند و او راامر فرمود که از مردخای بپرسد که این چه امراست و سببش چیست. bible_en_fa And all the king's servants, that were in the king's gate, bowed, and reverenced Haman: for the king had so commanded concerning him. But Mordecai bowed not, nor did him reverence. پس هتاک به سعه شهرکه پیش دروازه پادشاه بود، نزد مردخای بیرون رفت. bible_en_fa Then the king's servants, which were in the king's gate, said unto Mordecai, Why transgressest thou the king's commandment? و مردخای او را از هرچه به او واقع شده واز مبلغ نقره‌ای که هامان به جهت هلاک ساختن یهودیان وعده داده بود که آن را به خزانه پادشاه بدهد، خبر داد. bible_en_fa Now it came to pass, when they spake daily unto him, and he hearkened not unto them, that they told Haman, to see whether Mordecai's matters would stand: for he had told them that he was a Jew. و سواد نوشته فرمان را که درشوشن به جهت هلاکت ایشان صادر شده بود، به او داد تا آن را به استر نشان دهد و وی را مخبرسازد و وصیت نماید که نزد پادشاه داخل شده، ازاو التماس نماید و به جهت قوم خویش از وی درخواست کند. bible_en_fa And when Haman saw that Mordecai bowed not, nor did him reverence, then was Haman full of wrath. پس هتاک داخل شده، سخنان مردخای را به استر بازگفت. bible_en_fa And he thought scorn to lay hands on Mordecai alone; for they had shewed him the people of Mordecai: wherefore Haman sought to destroy all the Jews that were throughout the whole kingdom of Ahasuerus, even the people of Mordecai. و استر هتاک را جواب داده، او راامر فرمود که به مردخای بگوید bible_en_fa In the first month, that is, the month Nisan, in the twelfth year of king Ahasuerus, they cast Pur, that is, the lot, before Haman from day to day, and from month to month, to the twelfth month, that is, the month Adar. که «جمیع خادمان پادشاه و ساکنان ولایتهای پادشاه می‌دانند که به جهت هرکس، خواه مرد و خواه زن که نزد پادشاه به صحن اندرونی بی‌اذن داخل شود، فقط یک حکم است که کشته شود، مگرآنکه پادشاه چوگان زرین را بسوی او دراز کند تازنده بماند. و سی روز است که من خوانده نشده‌ام که به حضور پادشاه داخل شوم.» bible_en_fa And Haman said unto king Ahasuerus, There is a certain people scattered abroad and dispersed among the people in all the provinces of thy kingdom; and their laws are diverse from all people; neither keep they the king's laws: therefore it is not for the king's profit to suffer them. پس سخنان استر را به مردخای باز‌گفتند. bible_en_fa If it please the king, let it be written that they may be destroyed: and I will pay ten thousand talents of silver to the hands of those that have the charge of the business, to bring it into the king's treasuries. و مردخای گفت به استر جواب دهید: «در دل خود فکر مکن که تو در خانه پادشاه به خلاف سایر یهود، رهایی خواهی یافت. bible_en_fa And the king took his ring from his hand, and gave it unto Haman the son of Hammedatha the Agagite, the Jews' enemy. بلکه اگر در این وقت تو ساکت بمانی، راحت و نجات برای یهود از جای دیگر پدید خواهد شد. اما تو وخاندان پدرت هلاک خواهید گشت و کیست بداند که به جهت چنین وقت به سلطنت نرسیده‌ای.» bible_en_fa And the king said unto Haman, The silver is given to thee, the people also, to do with them as it seemeth good to thee. پس استر فرمود به مردخای جواب دهید bible_en_fa Then were the king's scribes called on the thirteenth day of the first month, and there was written according to all that Haman had commanded unto the king's lieutenants, and to the governors that were over every province, and to the rulers of every people of every province according to the writing thereof, and to every people after their language; in the name of king Ahasuerus was it written, and sealed with the king's ring. که «برو و تمامی یهود را که در شوشن یافت می‌شوند جمع کن و برای من روزه گرفته، سه شبانه‌روز چیزی مخورید و میاشامید و من نیز باکنیزانم همچنین روزه خواهیم داشت. و به همین طور، نزد پادشاه داخل خواهم شد، اگر‌چه خلاف حکم است. و اگر هلاک شدم، هلاک شدم.»پس مردخای رفته، موافق هرچه استر وی را وصیت کرده بود، عمل نمود. bible_en_fa And the letters were sent by posts into all the king's provinces, to destroy, to kill, and to cause to perish, all Jews, both young and old, little children and women, in one day, even upon the thirteenth day of the twelfth month, which is the month Adar, and to take the spoil of them for a prey. پس مردخای رفته، موافق هرچه استر وی را وصیت کرده بود، عمل نمود. bible_en_fa The copy of the writing for a commandment to be given in every province was published unto all people, that they should be ready against that day. و در روز سوم، استر لباس ملوکانه پوشیده، به صحن دروازه اندرونی پادشاه، در مقابل خانه پادشاه بایستاد و پادشاه، بر کرسی خسروی خود در قصر سلطنت، روبروی دروازه خانه نشسته بود. bible_en_fa The posts went out, being hastened by the king's commandment, and the decree was given in Shushan the palace. And the king and Haman sat down to drink; but the city Shushan was perplexed. و چون پادشاه، استر ملکه را دید که در صحن ایستاده است، او در نظر وی التفات یافت. و پادشاه چوگان طلا را که در دست داشت، به سوی استر دراز کرد و استر نزدیک آمده، نوک عصا را لمس کرد. bible_en_fa When Mordecai perceived all that was done, Mordecai rent his clothes, and put on sackcloth with ashes, and went out into the midst of the city, and cried with a loud and a bitter cry; و پادشاه او را گفت: «ای استر ملکه، تو را چه شده است و درخواست تو چیست؟ اگر‌چه نصف مملکت باشد، به تو داده خواهد شد.» bible_en_fa And came even before the king's gate: for none might enter into the king's gate clothed with sackcloth. استر جواب داد که «اگر به نظر پادشاه پسندآید، پادشاه با هامان امروز به ضیافتی که برای اومهیا کرده‌ام بیاید.» bible_en_fa And in every province, whithersoever the king's commandment and his decree came, there was great mourning among the Jews, and fasting, and weeping, and wailing; and many lay in sackcloth and ashes. آنگاه پادشاه فرمود که «هامان را بشتابانید، تابرحسب کلام استر کرده شود.» پس پادشاه وهامان، به ضیافتی که استر برپا نموده بود آمدند. bible_en_fa So Esther's maids and her chamberlains came and told it her. Then was the queen exceedingly grieved; and she sent raiment to clothe Mordecai, and to take away his sackcloth from him: but he received it not. و پادشاه در مجلس شراب به استر گفت: «مسئول تو چیست که به تو داده خواهد شد ودرخواست تو کدام؟ اگرچه نصف مملکت باشد، برآورده خواهد شد.» bible_en_fa Then called Esther for Hatach, one of the king's chamberlains, whom he had appointed to attend upon her, and gave him a commandment to Mordecai, to know what it was, and why it was. استر در جواب گفت: «مسول و درخواست من این است، bible_en_fa So Hatach went forth to Mordecai unto the street of the city, which was before the king's gate. که اگر در نظر پادشاه التفات یافتم و اگر پادشاه مصلحت داند که مسول مرا عطافرماید و درخواست مرا بجا آورد، پادشاه وهامان به ضیافتی که به جهت ایشان مهیا می‌کنم بیایند و فردا امر پادشاه را بجا خواهم آورد.» bible_en_fa And Mordecai told him of all that had happened unto him, and of the sum of the money that Haman had promised to pay to the king's treasuries for the Jews, to destroy them. پس در آن روز هامان شادمان و مسرور شده، بیرون رفت. لیکن چون هامان، مردخای را نزددروازه پادشاه دید که به حضور او برنمی خیزد وحرکت نمی کند، آنگاه هامان بر مردخای به شدت غضبناک شد. bible_en_fa Also he gave him the copy of the writing of the decree that was given at Shushan to destroy them, to shew it unto Esther, and to declare it unto her, and to charge her that she should go in unto the king, to make supplication unto him, and to make request before him for her people. اما هامان خودداری نموده، به خانه خود رفت و فرستاده، دوستان خویش و زن خود زرش را خواند. bible_en_fa And Hatach came and told Esther the words of Mordecai. و هامان برای ایشان، فراوانی توانگری خود و کثرت پسران خویش را و تمامی عظمتی را که پادشاه به او داده و او را بر سایر روسا و خدام پادشاه برتری داده بود، بیان کرد. bible_en_fa Again Esther spake unto Hatach, and gave him commandment unto Mordecai; و هامان گفت: «استر ملکه نیز کسی را سوای من به ضیافتی که برپا کرده بود، همراه پادشاه دعوت نفرمود و فردا نیز او مراهمراه پادشاه دعوت کرده است. bible_en_fa All the king's servants, and the people of the king's provinces, do know, that whosoever, whether man or woman, shall come unto the king into the inner court, who is not called, there is one law of his to put him to death, except such to whom the king shall hold out the golden sceptre, that he may live: but I have not been called to come in unto the king these thirty days. لیکن همه این چیزها نزد من هیچ است، مادامی که مردخای یهود را می‌بینم که در دروازه پادشاه نشسته است.»آنگاه زوجه‌اش زرش و همه دوستانش اورا گفتند: «داری به بلندی پنجاه ذراع بسازند وبامدادان، به پادشاه عرض کن که مردخای را بر آن مصلوب سازند. پس با پادشاه با شادمانی به ضیافت برو.» و این سخن به نظر هامان پسند آمده، امر کرد تا دار را حاضر کردند. bible_en_fa And they told to Mordecai Esther's words. آنگاه زوجه‌اش زرش و همه دوستانش اورا گفتند: «داری به بلندی پنجاه ذراع بسازند وبامدادان، به پادشاه عرض کن که مردخای را بر آن مصلوب سازند. پس با پادشاه با شادمانی به ضیافت برو.» و این سخن به نظر هامان پسند آمده، امر کرد تا دار را حاضر کردند. bible_en_fa Then Mordecai commanded to answer Esther, Think not with thyself that thou shalt escape in the king's house, more than all the Jews. در آن شب، خواب از پادشاه برفت و امرفرمود که کتاب تذکره تواریخ ایام رابیاورند تا آن را در حضور پادشاه بخوانند. bible_en_fa For if thou altogether holdest thy peace at this time, then shall there enlargement and deliverance arise to the Jews from another place; but thou and thy father's house shall be destroyed: and who knoweth whether thou art come to the kingdom for such a time as this? و درآن، نوشته‌ای یافتند که مردخای درباره بغتان وترش خواجه‌سرایان پادشاه و حافظان آستانه وی که قصد دست درازی بر اخشورش پادشاه کرده بودند، خبر داده بود. bible_en_fa Then Esther bade them return Mordecai this answer, و پادشاه پرسید که «چه حرمت و عزت به عوض این (خدمت ) به مردخای عطا شد؟» بندگان پادشاه که او را خدمت می‌کردند جواب دادند که «برای او چیزی نشد.» bible_en_fa Go, gather together all the Jews that are present in Shushan, and fast ye for me, and neither eat nor drink three days, night or day: I also and my maidens will fast likewise; and so will I go in unto the king, which is not according to the law: and if I perish, I perish. پادشاه گفت: «کیست در حیاط؟» (و هامان به حیاط بیرونی خانه پادشاه آمده بود تا به پادشاه عرض کند که مردخای را برداری که برایش حاضر ساخته بود مصلوب کنند. ) bible_en_fa So Mordecai went his way, and did according to all that Esther had commanded him. و خادمان پادشاه وی را گفتند: «اینک هامان در حیاطایستاده است.» پادشاه فرمود تا داخل شود. bible_en_fa Now it came to pass on the third day, that Esther put on her royal apparel, and stood in the inner court of the king's house, over against the king's house: and the king sat upon his royal throne in the royal house, over against the gate of the house. و چون هامان داخل شد پادشاه وی را گفت: «با کسی‌که پادشاه رغبت دارد که او را تکریم نماید، چه باید کرد؟» و هامان در دل خود فکرکرد: «کیست غیر از من که پادشاه به تکریم نمودن او رغبت داشته باشد؟» bible_en_fa And it was so, when the king saw Esther the queen standing in the court, that she obtained favour in his sight: and the king held out to Esther the golden sceptre that was in his hand. So Esther drew near, and touched the top of the sceptre. پس هامان به پادشاه گفت: «برای شخصی که پادشاه به تکریم نمودن او رغبت دارد، bible_en_fa Then said the king unto her, What wilt thou, queen Esther? and what is thy request? it shall be even given thee to the half of the kingdom. لباس ملوکانه را که پادشاه می‌پوشد و اسبی را که پادشاه بر آن سوار می‌شودو تاج ملوکانه‌ای را که بر سر او نهاده می‌شود، بیاورند. bible_en_fa And Esther answered, If it seem good unto the king, let the king and Haman come this day unto the banquet that I have prepared for him. و لباس و اسب را به‌دست یکی ازامرای مقرب ترین پادشاه بدهند و آن را به شخصی که پادشاه به تکریم نمودن او رغبت داردبپوشانند و بر اسب‌سوار کرده، و در کوچه های شهر بگردانند و پیش روی او ندا کنند که با کسی‌که پادشاه به تکریم نمودن او رغبت دارد، چنین کرده خواهد شد.» bible_en_fa Then the king said, Cause Haman to make haste, that he may do as Esther hath said. So the king and Haman came to the banquet that Esther had prepared. آنگاه پادشاه به هامان فرمود: «آن لباس واسب را چنانکه گفتی به تعجیل بگیر و با مردخای یهود که در دروازه پادشاه نشسته است، چنین معمول دار و از هرچه گفتی چیزی کم نشود.» bible_en_fa And the king said unto Esther at the banquet of wine, What is thy petition? and it shall be granted thee: and what is thy request? even to the half of the kingdom it shall be performed. پس هامان آن لباس و اسب را گرفت ومردخای را پوشانیده و او را سوار کرده، درکوچه های شهر گردانید و پیش روی او ندامی کرد که «با کسی‌که پادشاه به تکریم نمودن اورغبت دارد چنین کرده خواهد شد.» bible_en_fa Then answered Esther, and said, My petition and my request is; ومردخای به دروازه پادشاه مراجعت کرد. اماهامان ماتم‌کنان و سرپوشیده، به خانه خودبشتافت. bible_en_fa If I have found favour in the sight of the king, and if it please the king to grant my petition, and to perform my request, let the king and Haman come to the banquet that I shall prepare for them, and I will do tomorrow as the king hath said. و هامان به زوجه خود زرش و همه دوستان خویش، ماجرای خود را حکایت نمود وحکیمانش و زنش زرش او را گفتند: «اگر این مردخای که پیش وی آغاز افتادن نمودی از نسل یهود باشد، بر او غالب نخواهی آمد، بلکه البته پیش او خواهی افتاد.»و ایشان هنوز با اوگفتگو می‌کردند که خواجه‌سرایان پادشاه رسیدند تا هامان را به ضیافتی که استر مهیا ساخته بود، به تعجیل ببرند. bible_en_fa Then went Haman forth that day joyful and with a glad heart: but when Haman saw Mordecai in the king's gate, that he stood not up, nor moved for him, he was full of indignation against Mordecai. و ایشان هنوز با اوگفتگو می‌کردند که خواجه‌سرایان پادشاه رسیدند تا هامان را به ضیافتی که استر مهیا ساخته بود، به تعجیل ببرند. bible_en_fa Nevertheless Haman refrained himself: and when he came home, he sent and called for his friends, and Zeresh his wife. پس پادشاه و هامان نزد استر ملکه به ضیافت حاضر شدند. bible_en_fa And Haman told them of the glory of his riches, and the multitude of his children, and all the things wherein the king had promoted him, and how he had advanced him above the princes and servants of the king. و پادشاه در روزدوم نیز در مجلس شراب به استر گفت: «ای استرملکه، مسول تو چیست که به تو داده خواهد شد ودرخواست تو کدام؟ اگر‌چه نصف مملکت باشدبجا آورده خواهد شد.» bible_en_fa Haman said moreover, Yea, Esther the queen did let no man come in with the king unto the banquet that she had prepared but myself; and to morrow am I invited unto her also with the king. استر ملکه جواب داد و گفت: «ای پادشاه، اگر در نظر تو التفات یافته باشم و اگر پادشاه راپسند آید، جان من به مسول من و قوم من به درخواست من، به من بخشیده شود. bible_en_fa Yet all this availeth me nothing, so long as I see Mordecai the Jew sitting at the king's gate. زیرا که من و قومم فروخته شده‌ایم که هلاک و نابود و تلف شویم و اگر به غلامی و کنیزی فروخته می‌شدیم، سکوت می‌نمودم با آنکه مصیبت ما نسبت به ضرر پادشاه هیچ است.» bible_en_fa Then said Zeresh his wife and all his friends unto him, Let a gallows be made of fifty cubits high, and tomorrow speak thou unto the king that Mordecai may be hanged thereon: then go thou in merrily with the king unto the banquet. And the thing pleased Haman; and he caused the gallows to be made. آنگاه اخشورش پادشاه، استر ملکه راخطاب کرده، گفت: «آن کیست و کجا است که جسارت نموده است تا چنین عمل نماید؟» bible_en_fa On that night could not the king sleep, and he commanded to bring the book of records of the chronicles; and they were read before the king. استر گفت: «عدو و دشمن، همین هامان شریراست.» آنگاه هامان در حضور پادشاه و ملکه به لرزه درآمد. bible_en_fa And it was found written, that Mordecai had told of Bigthana and Teresh, two of the king's chamberlains, the keepers of the door, who sought to lay hand on the king Ahasuerus. و پادشاه غضبناک شده، از مجلس شراب برخاسته، به باغ قصر رفت. و چون هامان دید که بلا از جانب پادشاه برایش مهیا است برپا شد تانزد استر ملکه برای جان خود تضرع نماید. bible_en_fa And the king said, What honour and dignity hath been done to Mordecai for this? Then said the king's servants that ministered unto him, There is nothing done for him. وچون پادشاه از باغ قصر به‌جای مجلس شراب برگشت، هامان بر بستری که استر بر آن می‌بودافتاده بود، پس پادشاه گفت: «آیا ملکه را نیز به حضور من در خانه بی‌عصمت می‌کند؟» سخن هنوز بر زبان پادشاه می‌بود که روی هامان راپوشانیدند. bible_en_fa And the king said, Who is in the court? Now Haman was come into the outward court of the king's house, to speak unto the king to hang Mordecai on the gallows that he had prepared for him. آنگاه حربونا، یکی ازخواجه‌سرایانی که در حضور پادشاه می‌بودند، گفت: «اینک دار پنجاه ذراعی نیز که هامان آن رابه جهت مردخای که آن سخن نیکو را برای پادشاه گفته است مهیا نموده، در خانه هامان حاضر است.» پادشاه فرمود که «او را بر آن مصلوب سازید.»پس هامان را بر داری که برای مردخای مهیا کرده بود، مصلوب ساختند و غضب پادشاه فرو نشست. bible_en_fa And the king's servants said unto him, Behold, Haman standeth in the court. And the king said, Let him come in. پس هامان را بر داری که برای مردخای مهیا کرده بود، مصلوب ساختند و غضب پادشاه فرو نشست. bible_en_fa So Haman came in. And the king said unto him, What shall be done unto the man whom the king delighteth to honour? Now Haman thought in his heart, To whom would the king delight to do honour more than to myself? در آنروز اخشورش پادشاه، خانه هامان، دشمن یهود را به استر ملکه ارزانی داشت. و مردخای در حضور پادشاه داخل شد، زیرا که استر او را از نسبتی که با وی داشت خبر داده بود. bible_en_fa And Haman answered the king, For the man whom the king delighteth to honour, و پادشاه انگشتر خود را که از هامان گرفته بودبیرون کرده، به مردخای داد و استر مردخای را برخانه هامان گماشت. bible_en_fa Let the royal apparel be brought which the king useth to wear, and the horse that the king rideth upon, and the crown royal which is set upon his head: و استر بار دیگر به پادشاه عرض کرد و نزد پایهای او افتاده، بگریست و از اوالتماس نمود که شر هامان اجاجی و تدبیری را که برای یهودیان کرده بود، باطل سازد. bible_en_fa And let this apparel and horse be delivered to the hand of one of the king's most noble princes, that they may array the man withal whom the king delighteth to honour, and bring him on horseback through the street of the city, and proclaim before him, Thus shall it be done to the man whom the king delighteth to honour. پس پادشاه چوگان طلا را بسوی استر دراز کرد و استربرخاسته، به حضور پادشاه ایستاد bible_en_fa Then the king said to Haman, Make haste, and take the apparel and the horse, as thou hast said, and do even so to Mordecai the Jew, that sitteth at the king's gate: let nothing fail of all that thou has spoken. و گفت: «اگرپادشاه را پسند آید و من در حضور او التفات یافته باشم و پادشاه این امر را صواب بیند و اگر من منظور نظر او باشم، مکتوبی نوشته شود که آن مراسله را که هامان بن همداتای اجاجی تدبیرکرده و آنها را برای هلاکت یهودیانی که در همه ولایتهای پادشاه می‌باشند نوشته است، باطل سازد. bible_en_fa Then took Haman the apparel and the horse, and arrayed Mordecai, and brought him on horseback through the street of the city, and proclaimed before him, Thus shall it be done unto the man whom the king delighteth to honour. زیرا که من بلایی را که بر قومم واقع می‌شود چگونه توانم دید؟ و هلاکت خویشان خود را چگونه توانم نگریست؟» bible_en_fa And Mordecai came again to the king's gate. But Haman hasted to his house mourning, and having his head covered. آنگاه اخشورش پادشاه به استر ملکه و مردخای یهودی فرمود: «اینک خانه هامان را به استر بخشیدم و او را به‌سبب دست درازی به یهودیان به دار کشیده‌اند. bible_en_fa And Haman told Zeresh his wife and all his friends every thing that had befallen him. Then said his wise men and Zeresh his wife unto him, If Mordecai be of the seed of the Jews, before whom thou hast begun to fall, thou shalt not prevail against him, but shalt surely fall before him. و شما آنچه را که درنظرتان پسند آید، به اسم پادشاه به یهودیان بنویسید و آن را به مهر پادشاه مختوم سازید، زیراهرچه به اسم پادشاه نوشته شود و به مهر پادشاه مختوم گردد کسی نمی تواند آن را تبدیل نماید.» bible_en_fa And while they were yet talking with him, came the king's chamberlains, and hasted to bring Haman unto the banquet that Esther had prepared. پس در آن ساعت، در روز بیست و سوم ماه سوم که ماه سیوان باشد، کاتبان پادشاه را احضارکردند و موافق هر‌آنچه مردخای امر فرمود، به یهودیان و امیران و والیان و روسای ولایتها یعنی صد و بیست و هفت ولایت که از هند تا حبش بودنوشتند. به هر ولایت، موافق خط آن و به هر قوم، موافق زبان آن و به یهودیان، موافق خط و زبان ایشان. bible_en_fa So the king and Haman came to banquet with Esther the queen. و مکتوبات را به اسم اخشورش پادشاه نوشت و به مهر پادشاه مختوم ساخته، آنها را به‌دست چاپاران اسب‌سوار فرستاد و ایشان براسبان تازی که مختص خدمت پادشاه و کره های مادیانهای او بودند، سوار شدند. bible_en_fa And the king said again unto Esther on the second day at the banquet of wine, What is thy petition, queen Esther? and it shall be granted thee: and what is thy request? and it shall be performed, even to the half of the kingdom. و در آنهاپادشاه به یهودیانی که در همه شهرها بودند، اجازت داد که جمع شده، به جهت جانهای خودمقاومت نمایند و تمامی قوت قومها و ولایتها راکه قصد اذیت ایشان می‌داشتند، با اطفال و زنان ایشان هلاک سازند و بکشند و تلف نمایند واموال ایشان را تاراج کنند. bible_en_fa Then Esther the queen answered and said, If I have found favour in thy sight, O king, and if it please the king, let my life be given me at my petition, and my people at my request: در یک روز یعنی در سیزدهم ماه دوازدهم که ماه آذار باشد در همه ولایتهای اخشورش پادشاه. bible_en_fa For we are sold, I and my people, to be destroyed, to be slain, and to perish. But if we had been sold for bondmen and bondwomen, I had held my tongue, although the enemy could not countervail the king's damage. و تا این حکم درهمه ولایتها رسانیده شود، سوادهای مکتوب به همه قومها اعلان شد که در همان روز یهودیان مستعد باشند تا از دشمنان خود انتقام بگیرند. bible_en_fa Then the king Ahasuerus answered and said unto Esther the queen, Who is he, and where is he, that durst presume in his heart to do so? پس چاپاران بر اسبان تازی که مختص خدمت پادشاه بود، روانه شدند و ایشان را بر حسب حکم پادشاه شتابانیده، به تعجیل روانه ساختند و حکم، در دارالسلطنه شوشن نافذ شد. bible_en_fa And Esther said, The adversary and enemy is this wicked Haman. Then Haman was afraid before the king and the queen. و مردخای از حضور پادشاه با لباس ملوکانه لاجوردی و سفید و تاج بزرگ زرین و ردای کتان نازک ارغوانی بیرون رفت و شهر شوشن شادی ووجد نمودند، bible_en_fa And the king arising from the banquet of wine in his wrath went into the palace garden: and Haman stood up to make request for his life to Esther the queen; for he saw that there was evil determined against him by the king. و برای یهودیان، روشنی وشادی و سرور و حرمت پدید آمد.و در همه ولایتها و جمیع شهرها در هر جایی که حکم وفرمان پادشاه رسید، برای یهودیان، شادمانی وسرور و بزم و روز خوش بود و بسیاری ازقوم های زمین به دین یهود گرویدند زیرا که ترس یهودیان بر ایشان مستولی گردیده بود. bible_en_fa Then the king returned out of the palace garden into the place of the banquet of wine; and Haman was fallen upon the bed whereon Esther was. Then said the king, Will he force the queen also before me in the house? As the word went out of the king's mouth, they covered Haman's face. و در همه ولایتها و جمیع شهرها در هر جایی که حکم وفرمان پادشاه رسید، برای یهودیان، شادمانی وسرور و بزم و روز خوش بود و بسیاری ازقوم های زمین به دین یهود گرویدند زیرا که ترس یهودیان بر ایشان مستولی گردیده بود. bible_en_fa And Harbonah, one of the chamberlains, said before the king, Behold also, the gallows fifty cubits high, which Haman had made for Mordecai, who had spoken good for the king, standeth in the house of Haman. Then the king said, Hang him thereon. و در روز سیزدهم ماه دوازدهم که ماه آذارباشد، هنگامی که نزدیک شد که حکم وفرمان پادشاه را جاری سازند و دشمنان یهودمنتظر می‌بودند که بر ایشان استیلا یابند، این همه برعکس شد که یهودیان بر دشمنان خویش استیلا یافتند. bible_en_fa So they hanged Haman on the gallows that he had prepared for Mordecai. Then was the king's wrath pacified. و یهودیان در شهرهای خود درهمه ولایتهای اخشورش پادشاه جمع شدند تا برآنانی که قصد اذیت ایشان داشتند، دست بیندازندو کسی با ایشان مقاومت ننمود زیرا که ترس ایشان بر همه قومها مستولی شده بود. bible_en_fa On that day did the king Ahasuerus give the house of Haman the Jews' enemy unto Esther the queen. And Mordecai came before the king; for Esther had told what he was unto her. و جمیع روسای ولایتها و امیران و والیان و عاملان پادشاه، یهودیان را اعانت کردند زیرا که ترس مردخای برایشان مستولی شده بود، bible_en_fa And the king took off his ring, which he had taken from Haman, and gave it unto Mordecai. And Esther set Mordecai over the house of Haman. چونکه مردخای درخانه پادشاه معظم شده بود و آوازه او در جمیع ولایتها شایع گردیده و این مردخای آن فان بزرگتر می‌شد. bible_en_fa And Esther spake yet again before the king, and fell down at his feet, and besought him with tears to put away the mischief of Haman the Agagite, and his device that he had devised against the Jews. پس یهودیان جمیع دشمنان خود را به دم شمشیر زده، کشتند و هلاک کردند و با ایشان هرچه خواستند، به عمل آوردند. bible_en_fa Then the king held out the golden sceptre toward Esther. So Esther arose, and stood before the king, و یهودیان دردارالسلطنه شوشن پانصد نفر را به قتل رسانیده، هلاک کردند. bible_en_fa And said, If it please the king, and if I have found favour in his sight, and the thing seem right before the king, and I be pleasing in his eyes, let it be written to reverse the letters devised by Haman the son of Hammedatha the Agagite, which he wrote to destroy the Jews which are in all the king's provinces: و فرشنداطا و دلفون و اسفاتا، bible_en_fa For how can I endure to see the evil that shall come unto my people? or how can I endure to see the destruction of my kindred? وفوراتا و ادلیا و اریداتا، bible_en_fa Then the king Ahasuerus said unto Esther the queen and to Mordecai the Jew, Behold, I have given Esther the house of Haman, and him they have hanged upon the gallows, because he laid his hand upon the Jews. و فرمشتا و اریسای واریدای و یزاتا، bible_en_fa Write ye also for the Jews, as it liketh you, in the king's name, and seal it with the king's ring: for the writing which is written in the king's name, and sealed with the king's ring, may no man reverse. یعنی ده پسر هامان بن همداتای، دشمن یهود را کشتند، لیکن دست خود را به تاراج نگشادند. bible_en_fa Then were the king's scribes called at that time in the third month, that is, the month Sivan, on the three and twentieth day thereof; and it was written according to all that Mordecai commanded unto the Jews, and to the lieutenants, and the deputies and rulers of the provinces which are from India unto Ethiopia, an hundred twenty and seven provinces, unto every province according to the writing thereof, and unto every people after their language, and to the Jews according to their writing, and according to their language. در آن روز، عدد آنانی را که در دارالسلطنه شوشن کشته شدند به حضور پادشاه عرضه داشتند. bible_en_fa And he wrote in the king Ahasuerus' name, and sealed it with the king's ring, and sent letters by posts on horseback, and riders on mules, camels, and young dromedaries: و پادشاه به استر ملکه گفت که «یهودیان در دارالسلطنه شوشن پانصد نفر و ده پسر هامان را کشته و هلاک کرده‌اند. پس در سایرولایتهای پادشاه چه کرده‌اند؟ حال مسول توچیست که به تو داده خواهد شد و دیگر‌چه درخواست داری که برآورده خواهد گردید؟» bible_en_fa Wherein the king granted the Jews which were in every city to gather themselves together, and to stand for their life, to destroy, to slay, and to cause to perish, all the power of the people and province that would assault them, both little ones and women, and to take the spoil of them for a prey, استر گفت: «اگر پادشاه را پسند آید به یهودیانی که در شوشن می‌باشند، اجازت داده شود که فردا نیز مثل فرمان امروز عمل نمایند وده پسر هامان را بردار بیاویزند.» bible_en_fa Upon one day in all the provinces of king Ahasuerus, namely, upon the thirteenth day of the twelfth month, which is the month Adar. و پادشاه فرمود که چنین بشود و حکم در شوشن نافذگردید و ده پسر هامان را به دار آویختند. bible_en_fa The copy of the writing for a commandment to be given in every province was published unto all people, and that the Jews should be ready against that day to avenge themselves on their enemies. ویهودیانی که در شوشن بودند، در روز چهاردهم ماه آذار نیز جمع شده، سیصد نفر را در شوشن کشتند، لیکن دست خود را به تاراج نگشادند. bible_en_fa So the posts that rode upon mules and camels went out, being hastened and pressed on by the king's commandment. And the decree was given at Shushan the palace. وسایر یهودیانی که در ولایتهای پادشاه بودندجمع شده، برای جانهای خود مقاومت نمودند وچون هفتاد و هفت هزار نفر از مبغضان خویش راکشته بودند، از دشمنان خود آرامی یافتند. امادست خود را به تاراج نگشادند. bible_en_fa And Mordecai went out from the presence of the king in royal apparel of blue and white, and with a great crown of gold, and with a garment of fine linen and purple: and the city of Shushan rejoiced and was glad. این، در روز سیزدهم ماه آذار (واقع شد) ودر روز چهاردهم ماه، آرامی یافتند و آن را روزبزم و شادمانی نگاه داشتند. bible_en_fa The Jews had light, and gladness, and joy, and honour. و یهودیانی که در شوشن بودند، در سیزدهم و چهاردهم آن ماه جمع شدند و در روز پانزدهم ماه آرامی یافتند وآن را روز بزم و شادمانی نگاه داشتند. bible_en_fa And in every province, and in every city, whithersoever the king's commandment and his decree came, the Jews had joy and gladness, a feast and a good day. And many of the people of the land became Jews; for the fear of the Jews fell upon them. بنابراین، یهودیان دهاتی که در دهات بی‌حصار ساکنند، روز چهاردهم ماه آذار را روز شادمانی و بزم وروز خوش نگاه می‌دارند و هدایا برای یکدیگرمی فرستند. bible_en_fa Now in the twelfth month, that is, the month Adar, on the thirteenth day of the same, when the king's commandment and his decree drew near to be put in execution, in the day that the enemies of the Jews hoped to have power over them, (though it was turned to the contrary, that the Jews had rule over them that hated them;) و مردخای این مطالب را نوشته، مکتوبات را نزد تمامی یهودیانی که در همه ولایتهای اخشورش پادشاه بودند، از نزدیک و دور فرستاد، bible_en_fa The Jews gathered themselves together in their cities throughout all the provinces of the king Ahasuerus, to lay hand on such as sought their hurt: and no man could withstand them; for the fear of them fell upon all people. تا بر ایشان فریضه‌ای بگذارد که روز چهاردهم و روز پانزدهم ماه آذار را سال به سال عید نگاه دارند. bible_en_fa And all the rulers of the provinces, and the lieutenants, and the deputies, and officers of the king, helped the Jews; because the fear of Mordecai fell upon them. چونکه در آن روزها، یهودیان ازدشمنان خود آرامی یافتند و در آن ماه، غم ایشان به شادی و ماتم ایشان به روز خوش مبدل گردید. لهذا آنها را روزهای بزم و شادی نگاه بدارند وهدایا برای یکدیگر و بخششها برای فقیران بفرستند. bible_en_fa For Mordecai was great in the king's house, and his fame went out throughout all the provinces: for this man Mordecai waxed greater and greater. پس یهودیان آنچه را که خود به عمل نمودن آن شروع کرده بودند و آنچه را که مردخای به ایشان نوشته بود، بر خود فریضه ساختند. bible_en_fa Thus the Jews smote all their enemies with the stroke of the sword, and slaughter, and destruction, and did what they would unto those that hated them. زیرا که هامان بن همداتای اجاجی، دشمن تمامی یهود، قصد هلاک نمودن یهودیان کرده و فور یعنی قرعه برای هلاکت و تلف نمودن ایشان انداخته بود. bible_en_fa And in Shushan the palace the Jews slew and destroyed five hundred men. اما چون این امر به سمع پادشاه رسید، مکتوب حکم داد که قصد بدی که برای یهود اندیشیده بود، بر سر خودش برگردانیده شود و او را با پسرانش بر دار کشیدند. bible_en_fa And Parshandatha, and Dalphon, and Aspatha, از این جهت آن روزها را از اسم فور، فوریم نامیدند، و موافق تمامی مطلب این مکتوبات و آنچه خود ایشان در این امر دیده بودند و آنچه برایشان وارد آمده بود، bible_en_fa And Poratha, and Adalia, and Aridatha, یهودیان این را فریضه ساختند و آن را بر ذمه خود و ذریت خویش وهمه کسانی که به ایشان ملصق شوند، گرفتند که تبدیل نشود و آن دو روز را برحسب کتابت آنها وزمان معین آنها سال به سال نگاه دارند. bible_en_fa And Parmashta, and Arisai, and Aridai, and Vajezatha, و آن روزها را در همه طبقات و قبایل وولایتها و شهرها بیاد آورند و نگاه دارند و این‌روزهای فوریم، از میان یهود منسوخ نشود ویادگاری آنها از ذریت ایشان نابود نگردد. bible_en_fa The ten sons of Haman the son of Hammedatha, the enemy of the Jews, slew they; but on the spoil laid they not their hand. واستر ملکه، دختر ابیحایل و مردخای یهودی، به اقتدار تمام نوشتند تا این مراسله دوم را درباره فوریم برقرار نمایند. bible_en_fa On that day the number of those that were slain in Shushan the palace was brought before the king. و مکتوبات، مشتمل برسخنان سلامتی و امنیت نزد جمیع یهودیانی که در صد و بیست و هفت ولایت مملکت اخشورش بودند، فرستاد، bible_en_fa And the king said unto Esther the queen, The Jews have slain and destroyed five hundred men in Shushan the palace, and the ten sons of Haman; what have they done in the rest of the king's provinces? now what is thy petition? and it shall be granted thee: or what is thy request further? and it shall be done. تا این دو روز فوریم را در زمان معین آنها فریضه قرار دهند، چنانکه مردخای یهودی و استر ملکه بر ایشان فریضه قرار دادند و ایشان آن را بر ذمه خود و ذریت خویش گرفتند، به یادگاری ایام روزه و تضرع ایشان.پس سنن این فوریم، به فرمان استر فریضه شد و در کتاب مرقوم گردید. bible_en_fa Then said Esther, If it please the king, let it be granted to the Jews which are in Shushan to do tomorrow also according unto this day's decree, and let Haman's ten sons be hanged upon the gallows. پس سنن این فوریم، به فرمان استر فریضه شد و در کتاب مرقوم گردید. bible_en_fa And the king commanded it so to be done: and the decree was given at Shushan; and they hanged Haman's ten sons. و اخشورش پادشاه بر زمینها و جزایردریا جزیه گذارد،و جمیع اعمال قوت و توانایی او و تفصیل عظمت مردخای که چگونه پادشاه او را معظم ساخت، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان مادی و فارس مکتوب نیست؟ bible_en_fa For the Jews that were in Shushan gathered themselves together on the fourteenth day also of the month Adar, and slew three hundred men at Shushan; but on the prey they laid not their hand. و جمیع اعمال قوت و توانایی او و تفصیل عظمت مردخای که چگونه پادشاه او را معظم ساخت، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان مادی و فارس مکتوب نیست؟ bible_en_fa But the other Jews that were in the king's provinces gathered themselves together, and stood for their lives, and had rest from their enemies, and slew of their foes seventy and five thousand, but they laid not their hands on the prey, در زمین عوص، مردی بود که ایوب نام داشت و آن مرد کامل و راست و خداترس بود و از بدی اجتناب می‌نمود. bible_en_fa On the thirteenth day of the month Adar; and on the fourteenth day of the same rested they, and made it a day of feasting and gladness. و برای او، هفت پسر و سه دختر زاییده شدند. bible_en_fa But the Jews that were at Shushan assembled together on the thirteenth day thereof; and on the fourteenth thereof; and on the fifteenth day of the same they rested, and made it a day of feasting and gladness. و اموال او هفت هزار گوسفند و سه هزار شتر و پانصد جفت گاو وپانصد الاغ ماده بود و نوکران بسیار کثیر داشت وآن مرد از تمامی بنی مشرق بزرگتر بود. bible_en_fa Therefore the Jews of the villages, that dwelt in the unwalled towns, made the fourteenth day of the month Adar a day of gladness and feasting, and a good day, and of sending portions one to another. و پسرانش می‌رفتند و در خانه هر یکی ازایشان، در روزش مهمانی می‌کردند و فرستاده، سه خواهر خود را دعوت می‌نمودند تا با ایشان اکل و شرب بنمایند. bible_en_fa And Mordecai wrote these things, and sent letters unto all the Jews that were in all the provinces of the king Ahasuerus, both nigh and far, و واقع می‌شد که چون دوره روزهای مهمانی‌ایشان بسر می‌رفت، ایوب فرستاده، ایشان را تقدیس می‌نمود و بامدادان برخاسته، قربانی های سوختنی، به شماره همه ایشان می‌گذرانید، زیرا ایوب می‌گفت: «شایدپسران من گناه کرده، خدا را در دل خود ترک نموده باشند» و ایوب همیشه چنین می‌کرد. bible_en_fa To stablish this among them, that they should keep the fourteenth day of the month Adar, and the fifteenth day of the same, yearly, و روزی واقع شد که پسران خدا آمدند تا به حضور خداوند حاضر شوند و شیطان نیز در میان ایشان آمد. bible_en_fa As the days wherein the Jews rested from their enemies, and the month which was turned unto them from sorrow to joy, and from mourning into a good day: that they should make them days of feasting and joy, and of sending portions one to another, and gifts to the poor. و خداوند به شیطان گفت: «از کجاآمدی؟» شیطان در جواب خداوند گفت: «ازتردد کردن در زمین و سیر کردن در آن.» bible_en_fa And the Jews undertook to do as they had begun, and as Mordecai had written unto them; خداوندبه شیطان گفت: «آیا در بنده من ایوب تفکر کردی که مثل او در زمین نیست؟ مرد کامل وراست و خداترس که از گناه اجتناب می‌کند.» bible_en_fa Because Haman the son of Hammedatha, the Agagite, the enemy of all the Jews, had devised against the Jews to destroy them, and had cast Pur, that is, the lot, to consume them, and to destroy them; شیطان در جواب خداوند گفت: «آیا ایوب مجان از خدا می‌ترسد؟ bible_en_fa But when Esther came before the king, he commanded by letters that his wicked device, which he devised against the Jews, should return upon his own head, and that he and his sons should be hanged on the gallows. آیا تو گرد او و گردخانه او و گرد همه اموال او، به هر طرف حصارنکشیدی و اعمال دست او را برکت ندادی ومواشی او در زمین منتشر نشد؟ bible_en_fa Wherefore they called these days Purim after the name of Pur. Therefore for all the words of this letter, and of that which they had seen concerning this matter, and which had come unto them, لیکن الان دست خود را دراز کن و تمامی مایملک او رالمس نما و پیش روی تو، تو را ترک خواهدنمود.» bible_en_fa The Jews ordained, and took upon them, and upon their seed, and upon all such as joined themselves unto them, so as it should not fail, that they would keep these two days according to their writing, and according to their appointed time every year; خداوند به شیطان گفت: «اینک همه اموالش در دست تو است، لیکن دستت را بر خوداو دراز مکن.» پس شیطان از حضور خداوندبیرون رفت. bible_en_fa And that these days should be remembered and kept throughout every generation, every family, every province, and every city; and that these days of Purim should not fail from among the Jews, nor the memorial of them perish from their seed. و روزی واقع شد که پسران و دخترانش درخانه برادر بزرگ خود می‌خوردند و شراب می‌نوشیدند. bible_en_fa Then Esther the queen, the daughter of Abihail, and Mordecai the Jew, wrote with all authority, to confirm this second letter of Purim. و رسولی نزد ایوب آمده، گفت: «گاوان شیار می‌کردند و ماده الاغان نزد آنهامی چریدند. bible_en_fa And he sent the letters unto all the Jews, to the hundred twenty and seven provinces of the kingdom of Ahasuerus, with words of peace and truth, و سابیان بر آنها حمله آورده، بردند و جوانان را به دم شمشیر کشتند و من به تنهایی رهایی یافتم تا تو را خبر دهم.» bible_en_fa To confirm these days of Purim in their times appointed, according as Mordecai the Jew and Esther the queen had enjoined them, and as they had decreed for themselves and for their seed, the matters of the fastings and their cry. و اوهنوز سخن می‌گفت که دیگری آمده، گفت: «آتش خدا از آسمان افتاد و گله و جوانان راسوزانیده، آنها را هلاک ساخت و من به تنهایی رهایی یافتم تا تو را خبر دهم.» bible_en_fa And the decree of Esther confirmed these matters of Purim; and it was written in the book. و او هنوزسخن می‌گفت که دیگری آمده، گفت: «کلدانیان سه فرقه شدند و بر شتران هجوم آورده، آنها را بردند و جوانان را به دم شمشیر کشتند و من به تنهایی رهایی یافتم تا تو را خبر دهم.» bible_en_fa And the king Ahasuerus laid a tribute upon the land, and upon the isles of the sea. و اوهنوز سخن می‌گفت که دیگری آمده، گفت: «پسران و دخترانت در خانه برادر بزرگ خودمی خوردند و شراب می‌نوشیدند bible_en_fa And all the acts of his power and of his might, and the declaration of the greatness of Mordecai, whereunto the king advanced him, are they not written in the book of the chronicles of the kings of Media and Persia? که اینک بادشدیدی از طرف بیابان آمده، چهار گوشه خانه رازد و بر جوانان افتاد که مردند و من به تنهایی رهایی یافتم تا تو را خبر دهم.» bible_en_fa For Mordecai the Jew was next unto king Ahasuerus, and great among the Jews, and accepted of the multitude of his brethren, seeking the wealth of his people, and speaking peace to all his seed. آنگاه ایوب برخاسته، جامه خود را درید وسر خود را تراشید و به زمین افتاده، سجده کرد bible_en_fa There was a man in the land of Uz, whose name was Job; and that man was perfect and upright, and one that feared God, and eschewed evil. و گفت: «برهنه از رحم مادر خود بیرون آمدم وبرهنه به آنجا خواهم برگشت؛ خداوند داد وخداوند گرفت و نام خداوند متبارک باد.»دراین همه، ایوب گناه نکرد و به خدا جهالت نسبت نداد. bible_en_fa And there were born unto him seven sons and three daughters. دراین همه، ایوب گناه نکرد و به خدا جهالت نسبت نداد. bible_en_fa His substance also was seven thousand sheep, and three thousand camels, and five hundred yoke of oxen, and five hundred she asses, and a very great household; so that this man was the greatest of all the men of the east. و روزی واقع شد که پسران خدا آمدند تا به حضور خداوند حاضر شوند، و شیطان نیزدر میان ایشان آمد تا به حضور خداوند حاضرشود. bible_en_fa And his sons went and feasted in their houses, every one his day; and sent and called for their three sisters to eat and to drink with them. و خداوند به شیطان گفت: «از کجاآمدی؟» شیطان در جواب خداوند گفت: «ازتردد نمودن در جهان و از سیر کردن در آن.» bible_en_fa And it was so, when the days of their feasting were gone about, that Job sent and sanctified them, and rose up early in the morning, and offered burnt offerings according to the number of them all: for Job said, It may be that my sons have sinned, and cursed God in their hearts. Thus did Job continually. خداوند به شیطان گفت: «آیا در بنده من ایوب تفکر نمودی که مثل او در زمین نیست؟ مرد کامل و راست و خداترس که از بدی اجتناب می‌نمایدو تا الان کاملیت خود را قایم نگاه می‌دارد، هرچند مرا بر آن واداشتی که او را بی‌سبب اذیت رسانم.» bible_en_fa Now there was a day when the sons of God came to present themselves before the LORD, and Satan came also among them. شیطان در جواب خداوند گفت: «پوست به عوض پوست، و هر‌چه انسان داردبرای جان خود خواهد داد. bible_en_fa And the LORD said unto Satan, Whence comest thou? Then Satan answered the LORD, and said, From going to and fro in the earth, and from walking up and down in it. لیکن الان دست خود را دراز کرده، استخوان و گوشت او را لمس نما و تو را پیش روی تو ترک خواهد نمود.» bible_en_fa And the LORD said unto Satan, Hast thou considered my servant Job, that there is none like him in the earth, a perfect and an upright man, one that feareth God, and escheweth evil? خداوند به شیطان گفت: «اینک او در دست تواست، لیکن جان او را حفظ کن.» bible_en_fa Then Satan answered the LORD, and said, Doth Job fear God for nought? پس شیطان از حضور خداوند بیرون رفته، ایوب را از کف پا تا کله‌اش به دملهای سخت مبتلا ساخت. bible_en_fa Hast not thou made an hedge about him, and about his house, and about all that he hath on every side? thou hast blessed the work of his hands, and his substance is increased in the land. و او سفالی گرفت تا خود را با آن بخراشد و در میان خاکستر نشسته بود. bible_en_fa But put forth thine hand now, and touch all that he hath, and he will curse thee to thy face. و زنش او را گفت: «آیا تا بحال کاملیت خود را نگاه می‌داری؟ خدا را ترک کن و بمیر.» bible_en_fa And the LORD said unto Satan, Behold, all that he hath is in thy power; only upon himself put not forth thine hand. So Satan went forth from the presence of the LORD. او وی را گفت: «مثل یکی از زنان ابله سخن می‌گویی! آیا نیکویی را از خدا بیابیم و بدی رانیابیم؟» در این همه، ایوب به لبهای خود گناه نکرد. bible_en_fa And there was a day when his sons and his daughters were eating and drinking wine in their eldest brother's house: و چون سه دوست ایوب، این همه بدی راکه بر او واقع شده بود شنیدند، هر یکی از مکان خود، یعنی الیفاز تیمانی و بلدد شوحی و سوفرنعماتی روانه شدند و با یکدیگر همداستان گردیدند که آمده، او را تعزیت گویند و تسلی دهند. bible_en_fa And there came a messenger unto Job, and said, The oxen were plowing, and the asses feeding beside them: و چون چشمان خود را از دور بلندکرده، او را نشناختند، آواز خود را بلند نموده، گریستند و هر یک جامه خود را دریده، خاک بسوی آسمان بر سر خود افشاندند.و هفت روز و هفت شب همراه او بر زمین نشستند و کسی با وی سخنی نگفت چونکه دیدند که درد او بسیارعظیم است. bible_en_fa And the Sabeans fell upon them, and took them away; yea, they have slain the servants with the edge of the sword; and I only am escaped alone to tell thee. و هفت روز و هفت شب همراه او بر زمین نشستند و کسی با وی سخنی نگفت چونکه دیدند که درد او بسیارعظیم است. bible_en_fa While he was yet speaking, there came also another, and said, The fire of God is fallen from heaven, and hath burned up the sheep, and the servants, and consumed them; and I only am escaped alone to tell thee. و بعد از آن ایوب دهان خود را باز کرده، روز خود را نفرین کرد. bible_en_fa While he was yet speaking, there came also another, and said, The Chaldeans made out three bands, and fell upon the camels, and have carried them away, yea, and slain the servants with the edge of the sword; and I only am escaped alone to tell thee. و ایوب متکلم شده، گفت: bible_en_fa While he was yet speaking, there came also another, and said, Thy sons and thy daughters were eating and drinking wine in their eldest brother's house: «روزی که در آن متولد شدم، هلاک شود و شبی که گفتند مردی در رحم قرار گرفت، bible_en_fa And, behold, there came a great wind from the wilderness, and smote the four corners of the house, and it fell upon the young men, and they are dead; and I only am escaped alone to tell thee. آن روز تاریکی شود. و خدا از بالا بر آن اعتنانکند و روشنایی بر او نتابد. bible_en_fa Then Job arose, and rent his mantle, and shaved his head, and fell down upon the ground, and worshipped, تاریکی و سایه موت، آن را به تصرف آورند. ابر بر آن ساکن شود. کسوفات روز آن را بترساند. bible_en_fa And said, Naked came I out of my mother's womb, and naked shall I return thither: the LORD gave, and the LORD hath taken away; blessed be the name of the LORD. و آن شب را ظلمت غلیظ فرو‌گیرد و در میان روزهای سال شادی نکند، و به شماره ماهها داخل نشود. bible_en_fa In all this Job sinned not, nor charged God foolishly. اینک آن شب نازاد باشد. و آواز شادمانی در آن شنیده نشود. bible_en_fa Again there was a day when the sons of God came to present themselves before the LORD, and Satan came also among them to present himself before the LORD. لعنت کنندگان روز، آن را نفرین نمایند، که در برانگیزانیدن لویاتان ماهر می‌باشند. bible_en_fa And the LORD said unto Satan, From whence comest thou? And Satan answered the LORD, and said, From going to and fro in the earth, and from walking up and down in it. ستارگان شفق آن، تاریک گردد و انتظار نوربکشد و نباشد، و مژگان سحر را نبیند، bible_en_fa And the LORD said unto Satan, Hast thou considered my servant Job, that there is none like him in the earth, a perfect and an upright man, one that feareth God, and escheweth evil? and still he holdeth fast his integrity, although thou movedst me against him, to destroy him without cause. چونکه درهای رحم مادرم را نبست، و مشقت را ازچشمانم مستور نساخت. bible_en_fa And Satan answered the LORD, and said, Skin for skin, yea, all that a man hath will he give for his life. «چرا از رحم مادرم نمردم؟ و چون از شکم بیرون آمدم چرا جان ندادم؟ bible_en_fa But put forth thine hand now, and touch his bone and his flesh, and he will curse thee to thy face. چرا زانوها مراقبول کردند، و پستانها تا مکیدم؟ bible_en_fa And the LORD said unto Satan, Behold, he is in thine hand; but save his life. زیرا تا بحال می‌خوابیدم و آرام می‌شدم. در خواب می‌بودم واستراحت می‌یافتم. bible_en_fa So went Satan forth from the presence of the LORD, and smote Job with sore boils from the sole of his foot unto his crown. با پادشاهان و مشیران جهان، که خرابه‌ها برای خویشتن بنا نمودند، bible_en_fa And he took him a potsherd to scrape himself withal; and he sat down among the ashes. یابا سروران که طلا داشتند، و خانه های خود را ازنقره پر ساختند. bible_en_fa Then said his wife unto him, Dost thou still retain thine integrity? curse God, and die. یا مثل سقط پنهان شده نیست می‌بودم، مثل بچه هایی که روشنایی را ندیدند. bible_en_fa But he said unto her, Thou speakest as one of the foolish women speaketh. What? shall we receive good at the hand of God, and shall we not receive evil? In all this did not Job sin with his lips. در آنجا شریران از شورش باز می‌ایستند، و درآنجا خستگان می‌آرامند، bible_en_fa Now when Job's three friends heard of all this evil that was come upon him, they came every one from his own place; Eliphaz the Temanite, and Bildad the Shuhite, and Zophar the Naamathite: for they had made an appointment together to come to mourn with him and to comfort him. در آنجا اسیران دراطمینان با هم ساکنند، و آواز کارگذاران رانمی شنوند. bible_en_fa And when they lifted up their eyes afar off, and knew him not, they lifted up their voice, and wept; and they rent every one his mantle, and sprinkled dust upon their heads toward heaven. کوچک و بزرگ در آنجا یک‌اند. وغلام از آقایش آزاد است. bible_en_fa So they sat down with him upon the ground seven days and seven nights, and none spake a word unto him: for they saw that his grief was very great. چرا روشنی به مستمند داده شود؟ و زندگی به تلخ جانان؟ bible_en_fa After this opened Job his mouth, and cursed his day. که انتظار موت را می‌کشند و یافت نمی شود، و برای آن حفره می‌زنند بیشتر از گنجها. bible_en_fa And Job spake, and said, که شادی وابتهاج می‌نمایند و مسرور می‌شوند چون قبر رامی یابند؟ bible_en_fa Let the day perish wherein I was born, and the night in which it was said, There is a man child conceived. چرا نور داده می‌شود به کسی‌که راهش مستور است، که خدا اطرافش را مستورساخته است؟ bible_en_fa Let that day be darkness; let not God regard it from above, neither let the light shine upon it. زیرا که ناله من، پیش از خوراکم می‌آید و نعره من، مثل آب ریخته می‌شود، bible_en_fa Let darkness and the shadow of death stain it; let a cloud dwell upon it; let the blackness of the day terrify it. زیرا ترسی که از آن می‌ترسیدم، بر من واقع شد. و آنچه از آن بیم داشتم بر من رسید.مطمئن و آرام نبودم و راحت نداشتم وپریشانی بر من آمد.» bible_en_fa As for that night, let darkness seize upon it; let it not be joined unto the days of the year, let it not come into the number of the months. مطمئن و آرام نبودم و راحت نداشتم وپریشانی بر من آمد.» bible_en_fa Lo, let that night be solitary, let no joyful voice come therein. و الیفاز تیمانی در جواب گفت: bible_en_fa Let them curse it that curse the day, who are ready to raise up their mourning. «اگر کسی جرات کرده، با تو سخن گوید، آیا تورا ناپسند می‌آید؟ لیکن کیست که بتواند از سخن‌گفتن بازایستد؟ bible_en_fa Let the stars of the twilight thereof be dark; let it look for light, but have none; neither let it see the dawning of the day: اینک بسیاری را ادب آموخته‌ای و دستهای ضعیف را تقویت داده‌ای. bible_en_fa Because it shut not up the doors of my mother's womb, nor hid sorrow from mine eyes. سخنان تو لغزنده را قایم داشت، و تو زانوهای لرزنده را تقویت دادی. bible_en_fa Why died I not from the womb? why did I not give up the ghost when I came out of the belly? لیکن الان به تو رسیده است و ملول شده‌ای، تو را لمس کرده است وپریشان گشته‌ای. bible_en_fa Why did the knees prevent me? or why the breasts that I should suck? آیا توکل تو بر تقوای تونیست؟ و امید تو بر کاملیت رفتار تو نی؟ bible_en_fa For now should I have lain still and been quiet, I should have slept: then had I been at rest, الان فکر کن! کیست که بی‌گناه هلاک شد؟ و راستان درکجا تلف شدند؟ bible_en_fa With kings and counsellers of the earth, which built desolate places for themselves; چنانکه من دیدم آنانی که شرارت را شیار می‌کنند و شقاوت را می‌کارندهمان را می‌دروند. bible_en_fa Or with princes that had gold, who filled their houses with silver: از نفخه خدا هلاک می‌شوندو از باد غضب او تباه می‌گردند. bible_en_fa Or as an hidden untimely birth I had not been; as infants which never saw light. غرش شیر ونعره سبع و دندان شیربچه‌ها شکسته می‌شود. bible_en_fa There the wicked cease from troubling; and there the weary be at rest. شیر نر از نابودن شکار هلاک می‌شود وبچه های شیر ماده پراکنده می‌گردند. bible_en_fa There the prisoners rest together; they hear not the voice of the oppressor. «سخنی به من در خفا رسید، و گوش من آواز نرمی از آن احساس نمود. bible_en_fa The small and great are there; and the servant is free from his master. در تفکرها ازرویاهای شب، هنگامی که خواب سنگین بر مردم غالب شود، bible_en_fa Wherefore is light given to him that is in misery, and life unto the bitter in soul; خوف و لرز بر من مستولی شد که جمیع استخوانهایم را به جنبش آورد. bible_en_fa Which long for death, but it cometh not; and dig for it more than for hid treasures; آنگاه روحی از پیش روی من گذشت، و مویهای بدنم برخاست. bible_en_fa Which rejoice exceedingly, and are glad, when they can find the grave? در آنجا ایستاد، اما سیمایش راتشخیص ننمودم. صورتی در‌پیش نظرم بود. خاموشی بود و آوازی شنیدم bible_en_fa Why is light given to a man whose way is hid, and whom God hath hedged in? که آیا انسان به حضور خدا عادل شمرده شود؟ و آیا مرد در نظرخالق خود طاهر باشد؟ bible_en_fa For my sighing cometh before I eat, and my roarings are poured out like the waters. اینک بر خادمان خوداعتماد ندارد، و به فرشتگان خویش، حماقت نسبت می‌دهد. bible_en_fa For the thing which I greatly feared is come upon me, and that which I was afraid of is come unto me. پس چند مرتبه زیاده به ساکنان خانه های گلین، که اساس ایشان در غبار است، که مثل بید فشرده می‌شوند! bible_en_fa I was not in safety, neither had I rest, neither was I quiet; yet trouble came. از صبح تا شام خردمی شوند، تا به ابد هلاک می‌شوند و کسی آن را به‌خاطر نمی آورد.آیا طناب خیمه ایشان ازایشان کنده نمی شود؟ پس بدون حکمت می‌میرند. bible_en_fa Then Eliphaz the Temanite answered and said, آیا طناب خیمه ایشان ازایشان کنده نمی شود؟ پس بدون حکمت می‌میرند. bible_en_fa If we assay to commune with thee, wilt thou be grieved? but who can withhold himself from speaking? «الان استغاثه کن و آیا کسی هست که تو راجواب دهد؟ و به کدامیک از مقدسان توجه خواهی نمود؟ bible_en_fa Behold, thou hast instructed many, and thou hast strengthened the weak hands. زیرا غصه، احمق رامی کشد و حسد، ابله را می‌میراند. bible_en_fa Thy words have upholden him that was falling, and thou hast strengthened the feeble knees. من احمق رادیدم که ریشه می‌گرفت و ناگهان مسکن او رانفرین کردم. bible_en_fa But now it is come upon thee, and thou faintest; it toucheth thee, and thou art troubled. فرزندان او از امنیت دور هستند ودر دروازه پایمال می‌شوند و رهاننده‌ای نیست. bible_en_fa Is not this thy fear, thy confidence, thy hope, and the uprightness of thy ways? که گرسنگان محصول او را می‌خورند، و آن رانیز از میان خارها می‌چینند، و دهان تله برای دولت ایشان باز است. bible_en_fa Remember, I pray thee, who ever perished, being innocent? or where were the righteous cut off? زیرا که بلا از غبار درنمی آید، و مشقت از زمین نمی روید. bible_en_fa Even as I have seen, they that plow iniquity, and sow wickedness, reap the same. بلکه انسان برای مشقت مولود می‌شود، چنانکه شراره‌ها بالامی پرد. bible_en_fa By the blast of God they perish, and by the breath of his nostrils are they consumed. و لکن من نزد خدا طلب می‌کردم، ودعوی خود را بر خدا می‌سپردم، bible_en_fa The roaring of the lion, and the voice of the fierce lion, and the teeth of the young lions, are broken. که اعمال عظیم و بی‌قیاس می‌کند و عجایب بی‌شمار؛ bible_en_fa The old lion perisheth for lack of prey, and the stout lion's whelps are scattered abroad. که بر روی زمین باران می‌باراند، و آب بر روی صخره‌ها جاری می‌سازد، bible_en_fa Now a thing was secretly brought to me, and mine ear received a little thereof. تا مسکینان را به مقام بلند برساند، و ماتمیان به سلامتی سرافراشته شوند. bible_en_fa In thoughts from the visions of the night, when deep sleep falleth on men, که فکرهای حیله گران را باطل می‌سازد، به طوری که دستهای ایشان هیچ کار مفیدنمی تواند کرد. bible_en_fa Fear came upon me, and trembling, which made all my bones to shake. که حکیمان را در حیله ایشان گرفتار می‌سازد، و مشورت مکاران مشوش می‌شود. bible_en_fa Then a spirit passed before my face; the hair of my flesh stood up: در روز به تاریکی برمی خورند و به وقت ظهر، مثل شب کورانه راه می‌روند. bible_en_fa It stood still, but I could not discern the form thereof: an image was before mine eyes, there was silence, and I heard a voice, saying, که مسکین را از شمشیر دهان ایشان، و از دست زورآور نجات می‌دهد. bible_en_fa Shall mortal man be more just than God? shall a man be more pure than his maker? پس امید، برای ذلیل پیدا می‌شود و شرارت دهان خود را می‌بندد. bible_en_fa Behold, he put no trust in his servants; and his angels he charged with folly: «هان، خوشابحال شخصی که خدا تنبیهش می‌کند. پس تادیب قادر مطلق را خوار مشمار. bible_en_fa How much less in them that dwell in houses of clay, whose foundation is in the dust, which are crushed before the moth? زیرا که او مجروح می‌سازد و التیام می‌دهد، ومی کوبد و دست او شفا می‌دهد. bible_en_fa They are destroyed from morning to evening: they perish for ever without any regarding it. در شش بلا، تو را نجات خواهد داد و در هفت بلا، هیچ ضرر برتو نخواهد رسید. bible_en_fa Doth not their excellency which is in them go away? they die, even without wisdom. در قحط تو را از موت فدیه خواهد داد، و در جنگ از دم شمشیر. bible_en_fa Call now, if there be any that will answer thee; and to which of the saints wilt thou turn? ازتازیانه زبان پنهان خواهی ماند، و چون هلاکت آید، از آن نخواهی ترسید. bible_en_fa For wrath killeth the foolish man, and envy slayeth the silly one. بر خرابی وتنگسالی خواهی خندید، و از وحوش زمین بیم نخواهی داشت. bible_en_fa I have seen the foolish taking root: but suddenly I cursed his habitation. زیرا با سنگهای صحراهمداستان خواهی بود، و وحوش صحرا با توصلح خواهند کرد. bible_en_fa His children are far from safety, and they are crushed in the gate, neither is there any to deliver them. و خواهی دانست که خیمه تو ایمن است، و مسکن خود را تجسس خواهی کرد و چیزی مفقود نخواهی یافت. bible_en_fa Whose harvest the hungry eateth up, and taketh it even out of the thorns, and the robber swalloweth up their substance. وخواهی دانست که ذریتت کثیر است و اولاد تومثل علف زمین. bible_en_fa Although affliction cometh not forth of the dust, neither doth trouble spring out of the ground; و در شیخوخیت به قبرخواهی رفت، مثل بافه گندم که در موسمش برداشته می‌شود.اینک این را تفتیش نمودیم وچنین است، پس تو این را بشنو و برای خویشتن بدان.» bible_en_fa Yet man is born unto trouble, as the sparks fly upward. اینک این را تفتیش نمودیم وچنین است، پس تو این را بشنو و برای خویشتن بدان.» bible_en_fa I would seek unto God, and unto God would I commit my cause: و ایوب جواب داده، گفت: bible_en_fa Which doeth great things and unsearchable; marvellous things without number: «کاش که غصه من سنجیده شود. و مشقت مرا درمیزان با آن بگذارند. bible_en_fa Who giveth rain upon the earth, and sendeth waters upon the fields: زیرا که الان از ریگ دریاسنگینتر است. از این سبب سخنان من بیهوده می‌باشد. bible_en_fa To set up on high those that be low; that those which mourn may be exalted to safety. زیرا تیرهای قادرمطلق در اندرون من است. و روح من زهر آنها را می‌آشامد، و ترسهای خدا بر من صف آرایی می‌کند. bible_en_fa He disappointeth the devices of the crafty, so that their hands cannot perform their enterprise. آیا گورخر باداشتن علف عرعر می‌کند؟ و یا گاو بر آذوقه خودبانگ می‌زند؟ bible_en_fa He taketh the wise in their own craftiness: and the counsel of the froward is carried headlong. آیا چیز بی‌مزه، بی‌نمک خورده می‌شود؟ و یا در سفیده تخم، طعم می‌باشد؟ bible_en_fa They meet with darkness in the daytime, and grope in the noonday as in the night. جان من از لمس نمودن آنها کراهت دارد. آنهابرای من مثل خوراک، زشت است. bible_en_fa But he saveth the poor from the sword, from their mouth, and from the hand of the mighty. «کاش که مسالت من برآورده شود، و خداآرزوی مرا به من بدهد! bible_en_fa So the poor hath hope, and iniquity stoppeth her mouth. و خدا راضی شود که مرا خرد کند، و دست خود را بلند کرده، مرامنقطع سازد! bible_en_fa Behold, happy is the man whom God correcteth: therefore despise not thou the chastening of the Almighty: آنگاه معهذا مرا تسلی می‌شد ودر عذاب الیم شاد می‌شدم، چونکه کلمات حضرت قدوس را انکار ننمودم. bible_en_fa For he maketh sore, and bindeth up: he woundeth, and his hands make whole. من چه قوت دارم که انتظار بکشم و عاقبت من چیست که صبرنمایم؟ bible_en_fa He shall deliver thee in six troubles: yea, in seven there shall no evil touch thee. آیا قوت من قوت سنگها است؟ و یاگوشت من برنج است؟ bible_en_fa In famine he shall redeem thee from death: and in war from the power of the sword. آیا بالکل بی‌اعانت نیستم؟ و مساعدت از من مطرود نشده است؟ bible_en_fa Thou shalt be hid from the scourge of the tongue: neither shalt thou be afraid of destruction when it cometh. حق شکسته دل از دوستش ترحم است، اگر‌چه هم ترس قادر مطلق را ترک نماید. bible_en_fa At destruction and famine thou shalt laugh: neither shalt thou be afraid of the beasts of the earth. اما برادران من مثل نهرها مرا فریب دادند، مثل رودخانه وادیها که می‌گذرند. bible_en_fa For thou shalt be in league with the stones of the field: and the beasts of the field shall be at peace with thee. که از یخ سیاه فام می‌باشند، و برف در آنها مخفی است. bible_en_fa And thou shalt know that thy tabernacle shall be in peace; and thou shalt visit thy habitation, and shalt not sin. وقتی که آب از آنها می‌رود، نابود می‌شوند. و چون گرماشود، از جای خود ناپدید می‌گردند. bible_en_fa Thou shalt know also that thy seed shall be great, and thine offspring as the grass of the earth. کاروانیان از راه خود منحرف می‌شوند، و در بیابان داخل شده، هلاک می‌گردند. bible_en_fa Thou shalt come to thy grave in a full age, like as a shock of corn cometh in in his season. کاروانیان تیما به آنهانگران بودند. قافله های سبا امید آن را داشتند. bible_en_fa Lo this, we have searched it, so it is; hear it, and know thou it for thy good. از امید خود خجل گردیدند. به آنجا رسیدند وشرمنده گشتند. bible_en_fa But Job answered and said, زیرا که الان شما مثل آنهاشده‌اید، مصیبتی دیدید و ترسان گشتید. bible_en_fa Oh that my grief were throughly weighed, and my calamity laid in the balances together! آیاگفتم که چیزی به من ببخشید؟ یا ارمغانی از اموال خود به من بدهید؟ bible_en_fa For now it would be heavier than the sand of the sea: therefore my words are swallowed up. یا مرا از دست دشمن رهاکنید؟ و مرا از دست ظالمان فدیه دهید؟ bible_en_fa For the arrows of the Almighty are within me, the poison whereof drinketh up my spirit: the terrors of God do set themselves in array against me. «مرا تعلیم دهید و من خاموش خواهم شد، و مرا بفهمانید که در چه چیز خطا کردم. bible_en_fa Doth the wild ass bray when he hath grass? or loweth the ox over his fodder? سخنان راستی چقدر زورآور است! اما تنبیه شما چه نتیجه می‌بخشد؟ bible_en_fa Can that which is unsavoury be eaten without salt? or is there any taste in the white of an egg? آیا گمان می‌برید که سخنان را تنبیه می‌نمایید و سخنان مایوس را که مثل باد است؟ bible_en_fa The things that my soul refused to touch are as my sorrowful meat. یقین برای یتیم قرعه می‌اندازیدو دوست خود را مال تجارت می‌شمارید. bible_en_fa Oh that I might have my request; and that God would grant me the thing that I long for! پس الان التفات کرده، بر من توجه نمایید، و روبه‌روی شما دروغ نخواهم گفت. bible_en_fa Even that it would please God to destroy me; that he would let loose his hand, and cut me off! برگردید و بی‌انصافی نباشد، و باز برگردید زیرا عدالت من قایم است.آیا در زبان من بی‌انصافی می‌باشد؟ و آیا کام من چیزهای فاسد را تمیز نمی دهد؟ bible_en_fa Then should I yet have comfort; yea, I would harden myself in sorrow: let him not spare; for I have not concealed the words of the Holy One. آیا در زبان من بی‌انصافی می‌باشد؟ و آیا کام من چیزهای فاسد را تمیز نمی دهد؟ bible_en_fa What is my strength, that I should hope? and what is mine end, that I should prolong my life? «آیا برای انسان بر زمین مجاهده‌ای نیست؟ و روزهای وی مثل روزهای مزدور نی؟ bible_en_fa Is my strength the strength of stones? or is my flesh of brass? مثل غلام که برای سایه اشتیاق دارد، و مزدوری که منتظر مزد خویش است، bible_en_fa Is not my help in me? and is wisdom driven quite from me? همچنین ماههای بطالت نصیب من شده است، و شبهای مشقت برای من معین گشته. bible_en_fa To him that is afflicted pity should be shewed from his friend; but he forsaketh the fear of the Almighty. چون می‌خوابم می‌گویم: کی برخیزم؟ و شب بگذرد و تا سپیده صبح ازپهلو به پهلو گردیدن خسته می‌شوم. bible_en_fa My brethren have dealt deceitfully as a brook, and as the stream of brooks they pass away; جسدم ازکرمها و پاره های خاک ملبس است، و پوستم تراکیده و مقروح می‌شود. bible_en_fa Which are blackish by reason of the ice, and wherein the snow is hid: روزهایم از ماکوی جولا تیزروتر است، و بدون امید تمام می‌شود. bible_en_fa What time they wax warm, they vanish: when it is hot, they are consumed out of their place. به یاد آور که زندگی من باد است، و چشمانم دیگر نیکویی را نخواهد دید. bible_en_fa The paths of their way are turned aside; they go to nothing, and perish. چشم کسی‌که مرامی بیند دیگر به من نخواهد نگریست، وچشمانت برای من نگاه خواهد کرد و نخواهم بود. bible_en_fa The troops of Tema looked, the companies of Sheba waited for them. مثل ابر که پراکنده شده، نابود می‌شود. همچنین کسی‌که به گور فرو می‌رود، برنمی آید. bible_en_fa They were confounded because they had hoped; they came thither, and were ashamed. به خانه خود دیگر نخواهد برگشت، و مکانش باز او را نخواهد شناخت. bible_en_fa For now ye are nothing; ye see my casting down, and are afraid. پس من نیز دهان خود را نخواهم بست. از تنگی روح خود سخن می‌رانم، و از تلخی جانم شکایت خواهم کرد. bible_en_fa Did I say, Bring unto me? or, Give a reward for me of your substance? آیا من دریا هستم یا نهنگم که بر من کشیکچی قرار می‌دهی؟ bible_en_fa Or, Deliver me from the enemy's hand? or, Redeem me from the hand of the mighty? چون گفتم که تخت خوابم مراتسلی خواهد داد و بسترم شکایت مرا رفع خواهد کرد، bible_en_fa Teach me, and I will hold my tongue: and cause me to understand wherein I have erred. آنگاه مرا به خوابها ترسان گردانیدی، و به رویاها مرا هراسان ساختی. bible_en_fa How forcible are right words! but what doth your arguing reprove? به حدی که جانم خفه شدن را اختیار کرد و مرگ رابیشتر از این استخوانهایم. bible_en_fa Do ye imagine to reprove words, and the speeches of one that is desperate, which are as wind? کاهیده می‌شوم ونمی خواهم تا به ابد زنده بمانم. مرا ترک کن زیراروزهایم نفسی است. bible_en_fa Yea, ye overwhelm the fatherless, and ye dig a pit for your friend. «انسان چیست که او را عزت بخشی، و دل خود را با او مشغول سازی؟ bible_en_fa Now therefore be content, look upon me; for it is evident unto you if I lie. و هر بامداد از اوتفقد نمایی و هرلحظه او را بیازمایی؟ bible_en_fa Return, I pray you, let it not be iniquity; yea, return again, my righteousness is in it. تا به کی چشم خود را از من برنمی گردانی؟ مرا واگذار تاآب دهان خود را فرو برم. bible_en_fa Is there iniquity in my tongue? cannot my taste discern perverse things? من گناه کردم، اما با تو‌ای پاسبان بنی آدم چه کنم؟ برای چه مرا به جهت خود هدف ساخته‌ای، به حدی که برای خود بار سنگین شده‌ام؟و چرا گناهم رانمی آمرزی، و خطایم را دور نمی سازی؟ زیرا که الان در خاک خواهم خوابید، و مرا تفحص خواهی کرد و نخواهم بود.» bible_en_fa Is there not an appointed time to man upon earth? are not his days also like the days of an hireling? و چرا گناهم رانمی آمرزی، و خطایم را دور نمی سازی؟ زیرا که الان در خاک خواهم خوابید، و مرا تفحص خواهی کرد و نخواهم بود.» bible_en_fa As a servant earnestly desireth the shadow, and as an hireling looketh for the reward of his work: پس بلدد شوحی در جواب گفت: bible_en_fa So am I made to possess months of vanity, and wearisome nights are appointed to me. «تا به کی این چیزها را خواهی گفت و سخنان دهانت باد شدید خواهد بود؟ bible_en_fa When I lie down, I say, When shall I arise, and the night be gone? and I am full of tossings to and fro unto the dawning of the day. آیا خداوندداوری را منحرف سازد؟ یا قادر مطلق انصاف رامنحرف نماید؟ bible_en_fa My flesh is clothed with worms and clods of dust; my skin is broken, and become loathsome. چون فرزندان تو به او گناه ورزیدند، ایشان را به‌دست عصیان ایشان تسلیم نمود. bible_en_fa My days are swifter than a weaver's shuttle, and are spent without hope. اگر تو به جد و جهد خدا را طلب می‌کردی و نزد قادر مطلق تضرع می‌نمودی، bible_en_fa O remember that my life is wind: mine eye shall no more see good. اگر پاک و راست می‌بودی، البته برای تو بیدارمی شد، و مسکن عدالت تو را برخوردارمی ساخت. bible_en_fa The eye of him that hath seen me shall see me no more: thine eyes are upon me, and I am not. و اگر‌چه ابتدایت صغیر می‌بود، عاقبت تو بسیار رفیع می‌گردید. bible_en_fa As the cloud is consumed and vanisheth away: so he that goeth down to the grave shall come up no more. زیرا که ازقرنهای پیشین سوال کن، و به آنچه پدران ایشان تفحص کردند توجه نما، bible_en_fa He shall return no more to his house, neither shall his place know him any more. چونکه ما دیروزی هستیم و هیچ نمی دانیم، و روزهای ما سایه‌ای برروی زمین است. bible_en_fa Therefore I will not refrain my mouth; I will speak in the anguish of my spirit; I will complain in the bitterness of my soul. آیا ایشان تو را تعلیم ندهند وبا تو سخن نرانند؟ و از دل خود کلمات بیرون نیارند؟ bible_en_fa Am I a sea, or a whale, that thou settest a watch over me? آیا نی، بی‌خلاب می‌روید، یا قصب، بی‌آب نمو می‌کند؟ bible_en_fa When I say, My bed shall comfort me, my couch shall ease my complaint; هنگامی که هنوز سبزاست و بریده نشده، پیش از هر گیاه خشک می‌شود. bible_en_fa Then thou scarest me with dreams, and terrifiest me through visions: همچنین است راه جمیع فراموش کنندگان خدا. و امید ریاکار ضایع می شود، bible_en_fa So that my soul chooseth strangling, and death rather than my life. که امید او منقطع می‌شود، واعتمادش خانه عنکبوت است. bible_en_fa I loathe it; I would not live alway: let me alone; for my days are vanity. بر خانه خودتکیه می‌کند و نمی ایستد، به آن متمسک می‌شودو لیکن قایم نمی ماند. bible_en_fa What is man, that thou shouldest magnify him? and that thou shouldest set thine heart upon him? پیش روی آفتاب، تر وتازه می‌شود و شاخه هایش در باغش پهن می‌گردد. bible_en_fa And that thou shouldest visit him every morning, and try him every moment? ریشه هایش بر توده های سنگ درهم بافته می‌شود، و بر سنگلاخ نگاه می‌کند. bible_en_fa How long wilt thou not depart from me, nor let me alone till I swallow down my spittle? اگر ازجای خود کنده شود، او را انکار کرده، می‌گوید: تو را نمی بینم. bible_en_fa I have sinned; what shall I do unto thee, O thou preserver of men? why hast thou set me as a mark against thee, so that I am a burden to myself? اینک خوشی طریقش همین است و دیگران از خاک خواهند رویید. bible_en_fa And why dost thou not pardon my transgression, and take away mine iniquity? for now shall I sleep in the dust; and thou shalt seek me in the morning, but I shall not be. هماناخدا مرد کامل را حقیر نمی شمارد، و شریر رادستگیری نمی نماید، bible_en_fa Then answered Bildad the Shuhite, and said, تا دهان تو را از خنده پرکند، و لبهایت را از آواز شادمانی.خصمان توبه خجالت ملبس خواهند شد، و خیمه شریران نابود خواهد گردید.» bible_en_fa How long wilt thou speak these things? and how long shall the words of thy mouth be like a strong wind? خصمان توبه خجالت ملبس خواهند شد، و خیمه شریران نابود خواهد گردید.» bible_en_fa Doth God pervert judgment? or doth the Almighty pervert justice? پس ایوب در جواب گفت: bible_en_fa If thy children have sinned against him, and he have cast them away for their transgression; «یقین می‌دانم که چنین است. لیکن انسان نزد خدا چگونه عادل شمرده شود؟ bible_en_fa If thou wouldest seek unto God betimes, and make thy supplication to the Almighty; اگر بخواهد با وی منازعه نماید، یکی از هزار او را جواب نخواهد داد. bible_en_fa If thou wert pure and upright; surely now he would awake for thee, and make the habitation of thy righteousness prosperous. اودر ذهن حکیم و در قوت تواناست. کیست که با اومقاومت کرده و کامیاب شده باشد؟ bible_en_fa Though thy beginning was small, yet thy latter end should greatly increase. آنکه کوههارا منتقل می‌سازد و نمی فهمند، و در غضب خویش آنها را واژگون می‌گرداند، bible_en_fa For inquire, I pray thee, of the former age, and prepare thyself to the search of their fathers: که زمین را ازمکانش می‌جنباند، و ستونهایش متزلزل می‌شود. bible_en_fa (For we are but of yesterday, and know nothing, because our days upon earth are a shadow:) که آفتاب را امر می‌فرماید و طلوع نمی کند وستارگان را مختوم می‌سازد. bible_en_fa Shall not they teach thee, and tell thee, and utter words out of their heart? که به تنهایی، آسمانها را پهن می‌کند و بر موجهای دریامی خرامد. bible_en_fa Can the rush grow up without mire? can the flag grow without water? که دب اکبر و جبار و ثریا را آفرید، و برجهای جنوب را bible_en_fa Whilst it is yet in his greenness, and not cut down, it withereth before any other herb. که کارهای عظیم بی‌قیاس را می‌کند و کارهای عجیب بی‌شمار را. bible_en_fa So are the paths of all that forget God; and the hypocrite's hope shall perish: اینک از من می‌گذرد و او را نمی بینم، و عبور می‌کند واو را احساس نمی نمایم. bible_en_fa Whose hope shall be cut off, and whose trust shall be a spider's web. اینک او می‌رباید وکیست که او را منع نماید؟ و کیست که به او تواندگفت: چه می‌کنی؟ bible_en_fa He shall lean upon his house, but it shall not stand: he shall hold it fast, but it shall not endure. خدا خشم خود را بازنمی دارد و مددکاران رحب زیر او خم می‌شوند. bible_en_fa He is green before the sun, and his branch shooteth forth in his garden. «پس به طریق اولی، من کیستم که او راجواب دهم و سخنان خود را بگزینم تا با اومباحثه نمایم؟ bible_en_fa His roots are wrapped about the heap, and seeth the place of stones. که اگر عادل می‌بودم، او راجواب نمی دادم، بلکه نزد داور خود استغاثه می‌نمودم. bible_en_fa If he destroy him from his place, then it shall deny him, saying, I have not seen thee. اگر او را می‌خواندم و مرا جواب می‌داد، باور نمی کردم که آواز مرا شنیده است. bible_en_fa Behold, this is the joy of his way, and out of the earth shall others grow. زیرا که مرا به تندبادی خرد می‌کند و بی‌سبب، زخمهای مرا بسیار می‌سازد. bible_en_fa Behold, God will not cast away a perfect man, neither will he help the evil doers: مرا نمی گذارد که نفس بکشم، بلکه مرا به تلخیها پر می‌کند. bible_en_fa Till he fill thy mouth with laughing, and thy lips with rejoicing. اگردرباره قوت سخن گوییم، اینک او قادر است؛ واگر درباره انصاف، کیست که وقت را برای من تعیین کند؟ bible_en_fa They that hate thee shall be clothed with shame; and the dwelling place of the wicked shall come to nought. اگر عادل می‌بودم دهانم مرا مجرم می‌ساخت، و اگر کامل می‌بودم مرا فاسق می‌شمرد. bible_en_fa Then Job answered and said, اگر کامل هستم، خویشتن رانمی شناسم، و جان خود را مکروه می‌دارم. bible_en_fa I know it is so of a truth: but how should man be just with God? این ام� بر�ی همه یکی است. بنابراین می‌گویم که اوصالح است و شریر را هلاک می‌سازد. bible_en_fa If he will contend with him, he cannot answer him one of a thousand. اگرتازیانه ناگهان بکشد، به امتحان بی‌گناهان استهزامی کند. bible_en_fa He is wise in heart, and mighty in strength: who hath hardened himself against him, and hath prospered? جهان به‌دست شریران داده شده است و روی حاکمانش را می‌پوشاند. پس اگر چنین نیست، کیست که می‌کند؟ bible_en_fa Which removeth the mountains, and they know not: which overturneth them in his anger. و روزهایم از پیک تیزرفتار تندروتر است، می‌گریزد و نیکویی رانمی بیند. bible_en_fa Which shaketh the earth out of her place, and the pillars thereof tremble. مثل کشتیهای تیزرفتار می‌گریزد و مثل عقاب که بر شکار فرود آید. bible_en_fa Which commandeth the sun, and it riseth not; and sealeth up the stars. اگر فکر کنم که ناله خود را فراموش کنم و ترش رویی خود رادور کرده، گشاده رو شوم، bible_en_fa Which alone spreadeth out the heavens, and treadeth upon the waves of the sea. از تمامی مشقتهای خود می‌ترسم و می‌دانم که مرا بی‌گناه نخواهی شمرد، bible_en_fa Which maketh Arcturus, Orion, and Pleiades, and the chambers of the south. چونکه ملزم خواهم شد. پس چرا بیجازحمت بکشم؟ bible_en_fa Which doeth great things past finding out; yea, and wonders without number. اگر خویشتن را به آب برف غسل دهم، و دستهای خود را به اشنان پاک کنم، bible_en_fa Lo, he goeth by me, and I see him not: he passeth on also, but I perceive him not. آنگاه مرا در لجن فرو می‌بری، و رختهایم مرامکروه می‌دارد. bible_en_fa Behold, he taketh away, who can hinder him? who will say unto him, What doest thou? زیرا که او مثل من انسان نیست که او را جواب بدهم و با هم به محاکمه بیاییم. bible_en_fa If God will not withdraw his anger, the proud helpers do stoop under him. در میان ما حکمی نیست که بر هر دوی مادست بگذارد. bible_en_fa How much less shall I answer him, and choose out my words to reason with him? کاش که عصای خود را از من بردارد، و هیبت او مرا نترساند.آنگاه سخن می‌گفتم و از او نمی ترسیدم، لیکن من در خودچنین نیستم. bible_en_fa Whom, though I were righteous, yet would I not answer, but I would make supplication to my judge. آنگاه سخن می‌گفتم و از او نمی ترسیدم، لیکن من در خودچنین نیستم. bible_en_fa If I had called, and he had answered me; yet would I not believe that he had hearkened unto my voice. «جانم از حیاتم بیزار است. پس ناله خود را روان می‌سازم و در تلخی جان خود سخن می‌رانم. bible_en_fa For he breaketh me with a tempest, and multiplieth my wounds without cause. به خدا می‌گویم مرا ملزم مساز، و مرا بفهمان که از چه سبب با من منازعت می‌کنی؟ bible_en_fa He will not suffer me to take my breath, but filleth me with bitterness. آیا برای تو نیکو است که ظلم نمایی وعمل دست خود را حقیر شماری، و بر مشورت شریران بتابی؟ bible_en_fa If I speak of strength, lo, he is strong: and if of judgment, who shall set me a time to plead? آیا تو را چشمان بشر است؟ یامثل دیدن انسان می‌بینی؟ bible_en_fa If I justify myself, mine own mouth shall condemn me: if I say, I am perfect, it shall also prove me perverse. آیا روزهای تو مثل روزهای انسان است؟ یا سالهای تو مثل روزهای مرد است؟ bible_en_fa Though I were perfect, yet would I not know my soul: I would despise my life. که معصیت مرا تفحص می‌کنی وبرای گناهانم تجسس می‌نمایی؟ bible_en_fa This is one thing, therefore I said it, He destroyeth the perfect and the wicked. اگر‌چه می‌دانی که شریر نیستم و از دست تو رهاننده‌ای نیست. bible_en_fa If the scourge slay suddenly, he will laugh at the trial of the innocent. «دستهایت مرا جمیع و تمام سرشته است، و مرا آفریده است و آیا مرا هلاک می‌سازی؟ bible_en_fa The earth is given into the hand of the wicked: he covereth the faces of the judges thereof; if not, where, and who is he? به یادآور که مرا مثل سفال ساختی و آیا مرا به غباربرمی گردانی؟ bible_en_fa Now my days are swifter than a post: they flee away, they see no good. آیا مرا مثل شیر نریختی و مثل پنیر، منجمد نساختی؟ bible_en_fa They are passed away as the swift ships: as the eagle that hasteth to the prey. مرا به پوست و گوشت ملبس نمودی و مرا با استخوانها و پیها بافتی. bible_en_fa If I say, I will forget my complaint, I will leave off my heaviness, and comfort myself: حیات و احسان به من عطا فرمودی و لطف توروح مرا محافظت نمود. bible_en_fa I am afraid of all my sorrows, I know that thou wilt not hold me innocent. اما این چیزها را دردل خود پنهان کردی، و می‌دانم که اینها در فکرتو بود. bible_en_fa If I be wicked, why then labour I in vain? اگر گناه کردم، مرا نشان کردی و مرا ازمعصیتم مبرا نخواهی ساخت. bible_en_fa If I wash myself with snow water, and make my hands never so clean; اگر شریر هستم وای بر من! و اگر عادل هستم سر خود رابرنخواهم افراشت، زیرا از اهانت پر هستم ومصیبت خود را می‌بینم! bible_en_fa Yet shalt thou plunge me in the ditch, and mine own clothes shall abhor me. و اگر (سرم )برافراشته شود، مثل شیر مرا شکار خواهی کرد و باز عظمت خود را بر من ظاهر خواهی ساخت. bible_en_fa For he is not a man, as I am, that I should answer him, and we should come together in judgment. گواهان خود را بر من پی درپی می‌آوری و غضب خویش را بر من می‌افزایی وافواج متعاقب یکدیگر به ضد منند. bible_en_fa Neither is there any daysman betwixt us, that might lay his hand upon us both. پس برای چه مرا از رحم بیرون آوردی؟ کاش که جان می‌دادم و چشمی مرا نمی دید. bible_en_fa Let him take his rod away from me, and let not his fear terrify me: پس می‌بودم، چنانکه نبودم و از رحم مادرم به قبر برده می‌شدم. bible_en_fa Then would I speak, and not fear him; but it is not so with me. آیا روزهایم قلیل نیست؟ پس مراترک کن، و از من دست بردار تا اندکی گشاده روشوم، bible_en_fa My soul is weary of my life; I will leave my complaint upon myself; I will speak in the bitterness of my soul. قبل از آنکه بروم به‌جایی که از آن برنخواهم گشت، به زمین ظلمت و سایه موت!به زمین تاریکی غلیظ مثل ظلمات، زمین سایه موت و بی‌ترتیب که روشنایی آن مثل ظلمات است.» bible_en_fa I will say unto God, Do not condemn me; shew me wherefore thou contendest with me. به زمین تاریکی غلیظ مثل ظلمات، زمین سایه موت و بی‌ترتیب که روشنایی آن مثل ظلمات است.» bible_en_fa Is it good unto thee that thou shouldest oppress, that thou shouldest despise the work of thine hands, and shine upon the counsel of the wicked? و صوفر نعماتی در جواب گفت: bible_en_fa Hast thou eyes of flesh? or seest thou as man seeth? «آیابه کثرت سخنان جواب نباید داد و مردپرگو عادل شمرده شود؟ bible_en_fa Are thy days as the days of man? are thy years as man's days, آیا بیهوده‌گویی تومردمان را ساکت کند و یا سخریه کنی و کسی تورا خجل نسازد؟ bible_en_fa That thou inquirest after mine iniquity, and searchest after my sin? و می‌گویی تعلیم من پاک است، و من در نظر تو بی‌گناه هستم. bible_en_fa Thou knowest that I am not wicked; and there is none that can deliver out of thine hand. و لیکن کاش که خدا سخن بگوید و لبهای خود را بر تو بگشاید، bible_en_fa Thine hands have made me and fashioned me together round about; yet thou dost destroy me. و اسرار حکمت را برای تو بیان کند. زیرا که درماهیت خود دو طرف دارد. پس بدان که خدا کمتراز گناهانت تو را سزا داده است. bible_en_fa Remember, I beseech thee, that thou hast made me as the clay; and wilt thou bring me into dust again? آیا عمق های خدا را می‌توانی دریافت نمود؟ یا به کنه قادرمطلق توانی رسید؟ bible_en_fa Hast thou not poured me out as milk, and curdled me like cheese? مثل بلندیهای آسمان است؛ چه خواهی کرد؟ گودتر از هاویه است؛ چه توانی دانست؟ bible_en_fa Thou hast clothed me with skin and flesh, and hast fenced me with bones and sinews. پیمایش آن از جهان طویل تر واز دریا پهن تر است. bible_en_fa Thou hast granted me life and favour, and thy visitation hath preserved my spirit. اگر سخت بگیرد و حبس نماید و به محاکمه دعوت کند کیست که او راممانعت نماید؟ bible_en_fa And these things hast thou hid in thine heart: I know that this is with thee. زیرا که بطالت مردم را می‌داندو شرارت را می‌بیند اگرچه در آن تامل نکند. bible_en_fa If I sin, then thou markest me, and thou wilt not acquit me from mine iniquity. ومرد جاهل آنوقت فهیم می‌شود که بچه خروحشی، انسان متولد شود. bible_en_fa If I be wicked, woe unto me; and if I be righteous, yet will I not lift up my head. I am full of confusion; therefore see thou mine affliction; اگر تو دل خود راراست سازی و دستهای خود را بسوی او درازکنی، bible_en_fa For it increaseth. Thou huntest me as a fierce lion: and again thou shewest thyself marvellous upon me. اگر در دست تو شرارت باشد، آن را ازخود دور کن، و بی‌انصافی در خیمه های تو ساکن نشود. bible_en_fa Thou renewest thy witnesses against me, and increasest thine indignation upon me; changes and war are against me. پس یقین روی خود را بی‌عیب برخواهی افراشت، و مستحکم شده، نخواهی ترسید. bible_en_fa Wherefore then hast thou brought me forth out of the womb? Oh that I had given up the ghost, and no eye had seen me! زیرا که مشقت خود را فراموش خواهی کرد، و آن را مثل آب رفته به یاد خواهی آورد، bible_en_fa I should have been as though I had not been; I should have been carried from the womb to the grave. و روزگار تو از وقت ظهر روشن ترخواهد شد، و اگرچه تاریکی باشد، مثل صبح خواهد گشت. bible_en_fa Are not my days few? cease then, and let me alone, that I may take comfort a little, و مطمئن خواهی بود چونکه امید داری، و اطراف خود را تجسس نموده، ایمن خواهی خوابید. bible_en_fa Before I go whence I shall not return, even to the land of darkness and the shadow of death; و خواهی خوابید وترساننده‌ای نخواهد بود، و بسیاری تو راتملق خواهند نمود.لیکن چشمان شریران کاهیده می‌شود و ملجای ایشان از ایشان نابود می‌گردد و امید ایشان جان کندن ایشان است.» bible_en_fa A land of darkness, as darkness itself; and of the shadow of death, without any order, and where the light is as darkness. لیکن چشمان شریران کاهیده می‌شود و ملجای ایشان از ایشان نابود می‌گردد و امید ایشان جان کندن ایشان است.» bible_en_fa Then answered Zophar the Naamathite, and said, پس ایوب در جواب گفت: bible_en_fa Should not the multitude of words be answered? and should a man full of talk be justified? «به درستی که شما قوم هستید، و حکمت با شما خواهد مرد. bible_en_fa Should thy lies make men hold their peace? and when thou mockest, shall no man make thee ashamed? لیکن مرا نیز مثل شما فهم هست، و از شما کمتر نیستم. و کیست که مثل این چیزها را نمی داند؟ bible_en_fa For thou hast said, My doctrine is pure, and I am clean in thine eyes. برای رفیق خود مسخره گردیده‌ام. کسی‌که خدا را خوانده است و او رامستجاب فرموده، مرد عادل و کامل، مسخره شده است. bible_en_fa But oh that God would speak, and open his lips against thee; در افکار آسودگان، برای مصیبت اهانت است. مهیا شده برای هرکه پایش بلغزد. bible_en_fa And that he would shew thee the secrets of wisdom, that they are double to that which is! Know therefore that God exacteth of thee less than thine iniquity deserveth. خیمه های دزدان به سلامت است و آنانی که خدا را غضبناک می‌سازند ایمن هستند، که خدای خود را در دست خود می‌آورند. bible_en_fa Canst thou by searching find out God? canst thou find out the Almighty unto perfection? «لیکن الان از بهایم بپرس و تو را تعلیم خواهند داد. و از مرغان هوا و برایت بیان خواهندنمود. bible_en_fa It is as high as heaven; what canst thou do? deeper than hell; what canst thou know? یا به زمین سخن بران و تو را تعلیم خواهدداد، و ماهیان دریا به تو خبر خواهند رسانید. bible_en_fa The measure thereof is longer than the earth, and broader than the sea. کیست که از جمیع این چیزها نمی فهمد که دست خداوند آنها را به‌جا آورده است، bible_en_fa If he cut off, and shut up, or gather together, then who can hinder him? که جان جمیع زندگان در دست وی است، و روح جمیع افراد بشر؟ bible_en_fa For he knoweth vain men: he seeth wickedness also; will he not then consider it? آیا گوش سخنان رانمی آزماید، چنانکه کام خوراک خود رامی چشد؟ bible_en_fa For vain man would be wise, though man be born like a wild ass's colt. نزد پیران حکمت است، و عمردراز فطانت می‌باشد. bible_en_fa If thou prepare thine heart, and stretch out thine hands toward him; لیکن حکمت و کبریایی نزد وی است. مشورت و فطانت از آن او است. bible_en_fa If iniquity be in thine hand, put it far away, and let not wickedness dwell in thy tabernacles. اینک او منهدم می‌سازد و نمی توان بنا نمود. انسان را می‌بندد و نمی توان گشود. bible_en_fa For then shalt thou lift up thy face without spot; yea, thou shalt be stedfast, and shalt not fear: اینک آبهارا باز می‌دارد و خشک می‌شود، و آنها را رهامی کند و زمین را واژگون می‌سازد. bible_en_fa Because thou shalt forget thy misery, and remember it as waters that pass away: قوت ووجود نزد وی است. فریبنده و فریب خورده از آن او است. bible_en_fa And thine age shall be clearer than the noonday; thou shalt shine forth, thou shalt be as the morning. مشیران را غارت زده می‌رباید، وحاکمان را احمق می‌گرداند. bible_en_fa And thou shalt be secure, because there is hope; yea, thou shalt dig about thee, and thou shalt take thy rest in safety. بند پادشاهان را می گشاید و در کمر ایشان کمربند می‌بندد. bible_en_fa Also thou shalt lie down, and none shall make thee afraid; yea, many shall make suit unto thee. کاهنان را غارت زده می‌رباید، و زورآوران راسرنگون می‌سازد. bible_en_fa But the eyes of the wicked shall fail, and they shall not escape, and their hope shall be as the giving up of the ghost. بلاغت معتمدین را نابودمی گرداند، و فهم پیران را برمی دارد. bible_en_fa And Job answered and said, اهانت رابر نجیبان می‌ریزد و کمربند مقتدران را سست می‌گرداند. bible_en_fa No doubt but ye are the people, and wisdom shall die with you. چیزهای عمیق را از تاریکی منکشف می‌سازد، و سایه موت را به روشنایی بیرون می‌آورد. bible_en_fa But I have understanding as well as you; I am not inferior to you: yea, who knoweth not such things as these? امت‌ها را ترقی می‌دهد و آنهارا هلاک می‌سازد، امت‌ها را وسعت می‌دهد وآنها را جلای وطن می‌فرماید. bible_en_fa I am as one mocked of his neighbour, who calleth upon God, and he answereth him: the just upright man is laughed to scorn. عقل روسای قوم های زمین را می‌رباید، و ایشان را در بیابان آواره می‌گرداند، جایی که راه نیست.درتاریکی کورانه راه می‌روند و نور نیست. و ایشان را مثل مستان افتان و خیزان می‌گرداند. bible_en_fa He that is ready to slip with his feet is as a lamp despised in the thought of him that is at ease. درتاریکی کورانه راه می‌روند و نور نیست. و ایشان را مثل مستان افتان و خیزان می‌گرداند. bible_en_fa The tabernacles of robbers prosper, and they that provoke God are secure; into whose hand God bringeth abundantly. «اینک چشم من همه این چیزها رادیده، و گوش من آنها را شنیده وفهمیده است. bible_en_fa But ask now the beasts, and they shall teach thee; and the fowls of the air, and they shall tell thee: چنانکه شما می‌دانید من هم می‌دانم. و من کمتر از شما نیستم. bible_en_fa Or speak to the earth, and it shall teach thee: and the fishes of the sea shall declare unto thee. لیکن می‌خواهم با قادر مطلق سخن گویم. و آرزو دارم که با خدا محاجه نمایم. bible_en_fa Who knoweth not in all these that the hand of the LORD hath wrought this? اما شما دروغها جعل می‌کنید، و جمیع شما طبیبان باطل هستید. bible_en_fa In whose hand is the soul of every living thing, and the breath of all mankind. کاش که شما به کلی ساکت می‌شدید که این برای شما حکمت می‌بود. bible_en_fa Doth not the ear try words? and the mouth taste his meat? پس حجت مرابشنوید. و دعوی لبهایم را گوش گیرید. bible_en_fa With the ancient is wisdom; and in length of days understanding. آیابرای خدا به بی‌انصافی سخن خواهید راند؟ و به جهت او با فریب تکلم خواهید نمود؟ bible_en_fa With him is wisdom and strength, he hath counsel and understanding. آیا برای او طرف داری خواهید نمود؟ و به جهت خدادعوی خواهید کرد؟ bible_en_fa Behold, he breaketh down, and it cannot be built again: he shutteth up a man, and there can be no opening. آیا نیکو است که او شما راتفتیش نماید؟ یا چنانکه انسان را مسخره می‌نمایند او را مسخره می‌سازید. bible_en_fa Behold, he withholdeth the waters, and they dry up: also he sendeth them out, and they overturn the earth. البته شما را توبیخ خواهد کرد. اگر در خفا طرف داری نمایید. bible_en_fa With him is strength and wisdom: the deceived and the deceiver are his. آیا جلال او شما را هراسان نخواهد ساخت؟ و هیبت او بر شما مستولی نخواهد شد؟ bible_en_fa He leadeth counsellers away spoiled, and maketh the judges fools. ذکرهای شما، مثل های غبار است. وحصارهای شما، حصارهای گل است. bible_en_fa He looseth the bond of kings, and girdeth their loins with a girdle. «از من ساکت شوید و من سخن خواهم گفت. و هرچه خواهد، بر من واقع شود. bible_en_fa He leadeth princes away spoiled, and overthroweth the mighty. چراگوشت خود را با دندانم بگیرم و جان خود را دردستم بنهم؟ bible_en_fa He removeth away the speech of the trusty, and taketh away the understanding of the aged. اگرچه مرا بکشد، برای او انتظارخواهم کشید. لیکن راه خود را به حضور او ثابت خواهم ساخت. bible_en_fa He poureth contempt upon princes, and weakeneth the strength of the mighty. این نیز برای من نجات خواهدشد. زیرا ریاکار به حضور او حاضر نمی شود. bible_en_fa He discovereth deep things out of darkness, and bringeth out to light the shadow of death. بشنوید! سخنان مرا بشنوید. و دعوی من به گوشهای شما برسد. bible_en_fa He increaseth the nations, and destroyeth them: he enlargeth the nations, and straiteneth them again. اینک الان دعوی خود رامرتب ساختم. و می‌دانم که عادل شمرده خواهم شد. bible_en_fa He taketh away the heart of the chief of the people of the earth, and causeth them to wander in a wilderness where there is no way. کیست که بامن مخاصمه کند؟ پس خاموش شده جان را تسلیم خواهم کرد. bible_en_fa They grope in the dark without light, and he maketh them to stagger like a drunken man. فقطدو چیز به من مکن. آنگاه خود را از حضور توپنهان نخواهم ساخت. bible_en_fa Lo, mine eye hath seen all this, mine ear hath heard and understood it. دست خود را از من دورکن. و هیبت تو مرا هراسان نسازد. bible_en_fa What ye know, the same do I know also: I am not inferior unto you. آنگاه بخوان و من جواب خواهم داد، یا اینکه من بگویم و مراجواب بده. bible_en_fa Surely I would speak to the Almighty, and I desire to reason with God. خطایا و گناهانم چقدر است؟ تقصیر و گناه مرا به من بشناسان. bible_en_fa But ye are forgers of lies, ye are all physicians of no value. چرا روی خود را از من می‌پوشانی؟ و مرا دشمن خودمی شماری؟ bible_en_fa O that ye would altogether hold your peace! and it should be your wisdom. آیا برگی را که از باد رانده شده است می‌گریزانی؟ و کاه خشک را تعاقب می‌کنی؟ bible_en_fa Hear now my reasoning, and hearken to the pleadings of my lips. زیرا که چیزهای تلخ را به ضد من می‌نویسی، و گناهان جوانی‌ام را نصیب من می‌سازی. bible_en_fa Will ye speak wickedly for God? and talk deceitfully for him? و پایهای مرا در کنده می‌گذاری، وجمیع راههایم را نشان می‌کنی و گرد کف پاهایم خط می‌کشی؛و حال آنکه مثل چیز گندیده فاسد، و مثل جامه بید خورده هستم. bible_en_fa Will ye accept his person? will ye contend for God? و حال آنکه مثل چیز گندیده فاسد، و مثل جامه بید خورده هستم. bible_en_fa Is it good that he should search you out? or as one man mocketh another, do ye so mock him? قلیل الایام و پر از زحمات است. bible_en_fa He will surely reprove you, if ye do secretly accept persons. مثل گل می‌روید و بریده می‌شود. و مثل سایه می‌گریزد و نمی ماند. bible_en_fa Shall not his excellency make you afraid? and his dread fall upon you? و آیا بر چنین شخص چشمان خود را می‌گشایی و مرا با خود به محاکمه می‌آوری؟ bible_en_fa Your remembrances are like unto ashes, your bodies to bodies of clay. کیست که چیز طاهر را ازچیز نجس بیرون آورد؟ هیچکس نیست. bible_en_fa Hold your peace, let me alone, that I may speak, and let come on me what will. چونکه روزهایش مقدر است و شماره ماههایش نزد توست و حدی از برایش گذاشته‌ای که از آن تجاوز نتواند نمود. bible_en_fa Wherefore do I take my flesh in my teeth, and put my life in mine hand? از او رو بگردان تاآرام گیرد. و مثل مزدور روزهای خود را به انجام رساند. bible_en_fa Though he slay me, yet will I trust in him: but I will maintain mine own ways before him. «زیرا برای درخت امیدی است که اگر بریده شود باز خواهد رویید، و رمونهایش نابودنخواهد شد. bible_en_fa He also shall be my salvation: for an hypocrite shall not come before him. اگر‌چه ریشه‌اش در زمین کهنه شود، و تنه آن در خاک بمیرد. bible_en_fa Hear diligently my speech, and my declaration with your ears. لیکن از بوی آب، رمونه می‌کند و مثل نهال نو، شاخه‌ها می‌آورد. bible_en_fa Behold now, I have ordered my cause; I know that I shall be justified. اما مرد می‌میرد و فاسد می‌شود و آدمی چون جان را سپارد کجا است؟ bible_en_fa Who is he that will plead with me? for now, if I hold my tongue, I shall give up the ghost. چنانکه آبها از دریازایل می‌شود، و نهرها ضایع و خشک می‌گردد. bible_en_fa Only do not two things unto me: then will I not hide myself from thee. همچنین انسان می‌خوابد و برنمی خیزد، تانیست شدن آسمانها بیدار نخواهند شد و ازخواب خود برانگیخته نخواهند گردید. bible_en_fa Withdraw thine hand far from me: and let not thy dread make me afraid. کاش که مرا در هاویه پنهان کنی؛ و تا غضبت فرو نشیند، مرا مستور سازی؛ و برایم زمانی تعیین نمایی تا مرا به یاد آوری. bible_en_fa Then call thou, and I will answer: or let me speak, and answer thou me. اگر مرد بمیرد باردیگر زنده شود؛ در تمامی روزهای مجاهده خودانتظار خواهم کشید، تا وقت تبدیل من برسد. bible_en_fa How many are mine iniquities and sins? make me to know my transgression and my sin. تو ندا خواهی کرد و من جواب خواهم داد، و به صنعت دست خود مشتاق خواهی شد. bible_en_fa Wherefore hidest thou thy face, and holdest me for thine enemy? اما الان قدمهای مرا می‌شماری و آیا برگناه من پاسبانی نمی کنی؟ bible_en_fa Wilt thou break a leaf driven to and fro? and wilt thou pursue the dry stubble? معصیت من در کیسه مختوم است. و خطای مرا مسدود ساخته‌ای. bible_en_fa For thou writest bitter things against me, and makest me to possess the iniquities of my youth. به درستی کوهی که می‌افتد فانی می‌شود وصخره از مکانش منتقل می‌گردد. bible_en_fa Thou puttest my feet also in the stocks, and lookest narrowly unto all my paths; thou settest a print upon the heels of my feet. آب سنگهارا می‌ساید، و سیلهایش خاک زمین را می‌برد. همچنین امید انسان را تلف می‌کنی، bible_en_fa And he, as a rotten thing, consumeth, as a garment that is moth eaten. بر او تا به ابد غلبه می‌کنی، پس می‌رود. روی او را تغییرمی دهی و او را رها می‌کنی. bible_en_fa Man that is born of a woman is of few days, and full of trouble. پسرانش به عزت می‌رسند و او نمی داند. یا به ذلت می‌افتند و ایشان را به نظر نمی آورد.برای خودش فقط جسد اواز درد بی‌تاب می‌شود. و برای خودش جان اوماتم می‌گیرد.» bible_en_fa He cometh forth like a flower, and is cut down: he fleeth also as a shadow, and continueth not. برای خودش فقط جسد اواز درد بی‌تاب می‌شود. و برای خودش جان اوماتم می‌گیرد.» bible_en_fa And dost thou open thine eyes upon such an one, and bringest me into judgment with thee? پس الیفاز تیمانی در جواب گفت: bible_en_fa Who can bring a clean thing out of an unclean? not one. «آیامرد حکیم از علم باطل جواب دهد؟ وبطن خود را از باد شرقی پر سازد؟ bible_en_fa Seeing his days are determined, the number of his months are with thee, thou hast appointed his bounds that he cannot pass; آیا به سخن بی‌فایده محاجه نماید؟ و به کلماتی که هیچ نفع نمی بخشد؟ bible_en_fa Turn from him, that he may rest, till he shall accomplish, as an hireling, his day. اما تو خداترسی را ترک می‌کنی وتقوا را به حضور خدا ناقص می‌سازی. bible_en_fa For there is hope of a tree, if it be cut down, that it will sprout again, and that the tender branch thereof will not cease. زیرا که دهانت، معصیت تو را ظاهر می‌سازد و زبان حیله گران را اختیار می‌کنی. bible_en_fa Though the root thereof wax old in the earth, and the stock thereof die in the ground; دهان خودت تو راملزم می‌سازد و نه من، و لبهایت بر تو شهادت می‌دهد. bible_en_fa Yet through the scent of water it will bud, and bring forth boughs like a plant. آیا شخص اول از آدمیان زاییده شده‌ای؟ و پیش از تلها به وجود آمده‌ای؟ bible_en_fa But man dieth, and wasteth away: yea, man giveth up the ghost, and where is he? آیامشورت مخفی خدا را شنیده‌ای و حکمت را برخود منحصر ساخته‌ای؟ bible_en_fa As the waters fail from the sea, and the flood decayeth and drieth up: چه می‌دانی که ما هم نمی دانیم؟ و چه می‌فهمی که نزد ما هم نیست؟ bible_en_fa So man lieth down, and riseth not: till the heavens be no more, they shall not awake, nor be raised out of their sleep. نزد ما ریش سفیدان و پیران هستند که درروزها از پدر تو بزرگترند. bible_en_fa O that thou wouldest hide me in the grave, that thou wouldest keep me secret, until thy wrath be past, that thou wouldest appoint me a set time, and remember me! آیا تسلی های خدابرای تو کم است و کلام ملایم با تو؟ bible_en_fa If a man die, shall he live again? all the days of my appointed time will I wait, till my change come. چرا دلت تو را می‌رباید؟ و چرا چشمانت را بر هم می‌زنی bible_en_fa Thou shalt call, and I will answer thee: thou wilt have a desire to the work of thine hands. که روح خود را به ضد خدا بر می‌گردانی، وچنین سخنان را از دهانت بیرون می‌آوری؟ bible_en_fa For now thou numberest my steps: dost thou not watch over my sin? «انسان چیست که پاک باشد، و مولود زن که عادل شمرده شود؟ bible_en_fa My transgression is sealed up in a bag, and thou sewest up mine iniquity. اینک بر مقدسان خوداعتماد ندارد، و آسمانها در نظرش پاک نیست. bible_en_fa And surely the mountain falling cometh to nought, and the rock is removed out of his place. پس از طریق اولی انسان مکروه و فاسد که شرارت را مثل آب می‌نوشد. bible_en_fa The waters wear the stones: thou washest away the things which grow out of the dust of the earth; and thou destroyest the hope of man. من برای تو بیان می‌کنم پس مرا بشنو. و آنچه دیده‌ام حکایت می‌نمایم. bible_en_fa Thou prevailest for ever against him, and he passeth: thou changest his countenance, and sendest him away. که حکیمان آن را از پدران خودروایت کردند و مخفی نداشتند، bible_en_fa His sons come to honour, and he knoweth it not; and they are brought low, but he perceiveth it not of them. که به ایشان به تنهایی زمین داده شد، و هیچ غریبی از میان ایشان عبور نکرد، bible_en_fa But his flesh upon him shall have pain, and his soul within him shall mourn. شریر در تمامی روزهایش مبتلای درد است. و سالهای شمرده شده برای مرد ظالم مهیا است. bible_en_fa Then answered Eliphaz the Temanite, and said, صدای ترسها در گوش وی است. در وقت سلامتی تاراج کننده بر وی می‌آید. bible_en_fa Should a wise man utter vain knowledge, and fill his belly with the east wind? باور نمی کند که از تاریکی خواهد برگشت وشمشیر برای او مراقب است. bible_en_fa Should he reason with unprofitable talk? or with speeches wherewith he can do no good? برای نان می‌گردد و می‌گوید کجاست. و می‌داند که روزتاریکی نزد او حاضر است. bible_en_fa Yea, thou castest off fear, and restrainest prayer before God. تنگی و ضیق او رامی ترساند، مثل پادشاه مهیای جنگ بر او غلبه می‌نماید. bible_en_fa For thy mouth uttereth thine iniquity, and thou choosest the tongue of the crafty. زیرا دست خود را به ضد خدا درازمی کند و بر قادر مطلق تکبر می‌نماید. bible_en_fa Thine own mouth condemneth thee, and not I: yea, thine own lips testify against thee. با گردن بلند بر او تاخت می‌آورد، با گل میخهای سخت سپر خویش، bible_en_fa Art thou the first man that was born? or wast thou made before the hills? چونکه روی خود را به پیه پوشانیده، و کمر خود را با شحم ملبس ساخته است. bible_en_fa Hast thou heard the secret of God? and dost thou restrain wisdom to thyself? و در شهرهای ویران و خانه های غیرمسکون که نزدیک به خراب شدن است ساکن می‌شود. bible_en_fa What knowest thou, that we know not? what understandest thou, which is not in us? او غنی نخواهد شد و دولتش پایدارنخواهد ماند، و املاک او در زمین زیاد نخواهد گردید. bible_en_fa With us are both the grayheaded and very aged men, much elder than thy father. از تاریکی رها نخواهد شد، و آتش، شاخه هایش را خواهد خشکانید، و به نفخه دهان او زائل خواهد شد. bible_en_fa Are the consolations of God small with thee? is there any secret thing with thee? به بطالت توکل ننماید وخود را فریب ندهد، والا بطالت اجرت او خواهدبود. bible_en_fa Why doth thine heart carry thee away? and what do thy eyes wink at, قبل از رسیدن وقتش تمام ادا خواهد شدو شاخه او سبز نخواهد ماند. bible_en_fa That thou turnest thy spirit against God, and lettest such words go out of thy mouth? مثل مو، غوره خود را خواهد افشاند، و مثل زیتون، شکوفه خود را خواهد ریخت، bible_en_fa What is man, that he should be clean? and he which is born of a woman, that he should be righteous? زیرا که جماعت ریاکاران، بی‌کس خواهند ماند، و خیمه های رشوه خواران را آتش خواهد سوزانید.به شقاوت حامله شده، معصیت را می‌زایند و شکم ایشان فریب را آماده می‌کند.» bible_en_fa Behold, he putteth no trust in his saints; yea, the heavens are not clean in his sight. به شقاوت حامله شده، معصیت را می‌زایند و شکم ایشان فریب را آماده می‌کند.» bible_en_fa How much more abominable and filthy is man, which drinketh iniquity like water? پس ایوب در جواب گفت: bible_en_fa I will shew thee, hear me; and that which I have seen I will declare; «بسیارچیزها مثل این شنیدم. تسلی دهندگان مزاحم همه شما هستید. bible_en_fa Which wise men have told from their fathers, and have not hid it: آیا سخنان باطل راانتها نخواهد شد؟ و کیست که تو را به جواب دادن تحریک می‌کند؟ bible_en_fa Unto whom alone the earth was given, and no stranger passed among them. من نیز مثل شمامی توانستم بگویم، اگر جان شما در جای جان من می‌بود، و سخنها به ضد شما ترتیب دهم، و سرخود را بر شما بجنبانم، bible_en_fa The wicked man travaileth with pain all his days, and the number of years is hidden to the oppressor. لیکن شما را به دهان خود تقویت می‌دادم و تسلی لبهایم غم شما رارفع می‌نمود. bible_en_fa A dreadful sound is in his ears: in prosperity the destroyer shall come upon him. «اگر من سخن گویم، غم من رفع نمی گردد؛ واگر ساکت شوم مرا چه راحت حاصل می‌شود؟ bible_en_fa He believeth not that he shall return out of darkness, and he is waited for of the sword. لیکن الان او مرا خسته نموده است. تو تمامی جماعت مرا ویران ساخته‌ای. bible_en_fa He wandereth abroad for bread, saying, Where is it? he knoweth that the day of darkness is ready at his hand. مرا سخت گرفتی و این بر من شاهد شده است. و لاغری من به ضدمن برخاسته، روبرویم شهادت می‌دهد. bible_en_fa Trouble and anguish shall make him afraid; they shall prevail against him, as a king ready to the battle. در غضب خود مرا دریده و بر من جفا نموده است. دندانهایش را بر من افشرده و مثل دشمنم چشمان خود را بر من تیز کرده است. bible_en_fa For he stretcheth out his hand against God, and strengtheneth himself against the Almighty. دهان خود را بر من گشوده‌اند، بر رخسار من به استحقارزده‌اند، به ضد من با هم اجتماع نموده‌اند. bible_en_fa He runneth upon him, even on his neck, upon the thick bosses of his bucklers: خدامرا به‌دست ظالمان تسلیم نموده، و مرا به‌دست شریران افکنده است. bible_en_fa Because he covereth his face with his fatness, and maketh collops of fat on his flanks. چون در راحت بودم مراپاره پاره کرده است، و گردن مرا گرفته، مرا خردکرده، و مرا برای هدف خود نصب نموده است. bible_en_fa And he dwelleth in desolate cities, and in houses which no man inhabiteth, which are ready to become heaps. تیرهایش مرا احاطه کرد. گرده هایم را پاره می‌کند و شفقت نمی نماید. و زهره مرا به زمین می‌ریزد. bible_en_fa He shall not be rich, neither shall his substance continue, neither shall he prolong the perfection thereof upon the earth. مرا زخم بر زخم، مجروح می‌سازد ومثل جبار، بر من حمله می‌آورد. bible_en_fa He shall not depart out of darkness; the flame shall dry up his branches, and by the breath of his mouth shall he go away. بر پوست خود پلاس دوخته‌ام، و شاخ خود را در خاک خوار نموده‌ام. bible_en_fa Let not him that is deceived trust in vanity: for vanity shall be his recompence. روی من از گریستن سرخ شده است، و بر مژگانم سایه موت است. bible_en_fa It shall be accomplished before his time, and his branch shall not be green. اگر‌چه هیچ بی‌انصافی در دست من نیست، و دعای من پاک است. bible_en_fa He shall shake off his unripe grape as the vine, and shall cast off his flower as the olive. ‌ای زمین خون مرا مپوشان، واستغاثه مرا آرام نباشد. bible_en_fa For the congregation of hypocrites shall be desolate, and fire shall consume the tabernacles of bribery. اینک الان نیز شاهد من در آسمان است، و گواه من در اعلی علیین. bible_en_fa They conceive mischief, and bring forth vanity, and their belly prepareth deceit. دوستانم مرا استهزا می‌کنند، لیکن چشمانم نزد خدا اشک می‌ریزد. bible_en_fa Then Job answered and said, و آیا برای انسان نزدخدا محاجه می‌کند، مثل بنی آدم که برای همسایه خود می‌نماید؟زیرا سالهای اندک سپری می‌شود، پس به راهی که برنمی گردم، خواهم رفت. bible_en_fa I have heard many such things: miserable comforters are ye all. زیرا سالهای اندک سپری می‌شود، پس به راهی که برنمی گردم، خواهم رفت. bible_en_fa Shall vain words have an end? or what emboldeneth thee that thou answerest? «روح من تلف شده، و روزهایم تمام گردیده، و قبر برای من حاضر است. bible_en_fa I also could speak as ye do: if your soul were in my soul's stead, I could heap up words against you, and shake mine head at you. به درستی که استهزاکنندگان نزد منند، و چشم من در منازعت ایشان دائم می‌ماند. bible_en_fa But I would strengthen you with my mouth, and the moving of my lips should asswage your grief. الان گرو بده و به جهت من نزد خود ضامن باش. والا کیست که به من دست دهد؟ bible_en_fa Though I speak, my grief is not asswaged: and though I forbear, what am I eased? چونکه دل ایشان را از حکمت منع کرده‌ای، بنابراین ایشان را بلند نخواهی ساخت. bible_en_fa But now he hath made me weary: thou hast made desolate all my company. کسی‌که دوستان خود را به تاراج تسلیم کند، چشمان فرزندانش تار خواهد شد. bible_en_fa And thou hast filled me with wrinkles, which is a witness against me: and my leanness rising up in me beareth witness to my face. مرا نزدامت‌ها مثل ساخته است، و مثل کسی‌که بر رویش آب دهان اندازند شده‌ام. bible_en_fa He teareth me in his wrath, who hateth me: he gnasheth upon me with his teeth; mine enemy sharpeneth his eyes upon me. چشم من از غصه کاهیده شده است، و تمامی اعضایم مثل سایه گردیده. bible_en_fa They have gaped upon me with their mouth; they have smitten me upon the cheek reproachfully; they have gathered themselves together against me. راستان به‌سبب این، حیران می‌مانند وصالحان خویشتن را بر ریاکاران برمی انگیزانند. bible_en_fa God hath delivered me to the ungodly, and turned me over into the hands of the wicked. لیکن مرد عادل به طریق خود متمسک می‌شود، و کسی‌که دست پاک دارد، در قوت ترقی خواهدنمود. bible_en_fa I was at ease, but he hath broken me asunder: he hath also taken me by my neck, and shaken me to pieces, and set me up for his mark. «اما همه شما برگشته، الان بیایید و در میان شما حکیمی نخواهم یافت. bible_en_fa His archers compass me round about, he cleaveth my reins asunder, and doth not spare; he poureth out my gall upon the ground. روزهای من گذشته، و قصدهای من و فکرهای دلم منقطع شده است. bible_en_fa He breaketh me with breach upon breach, he runneth upon me like a giant. شب را به روز تبدیل می‌کنند و باوجود تاریکی می‌گویند روشنایی نزدیک است. bible_en_fa I have sewed sackcloth upon my skin, and defiled my horn in the dust. وقتی که امید دارم هاویه خانه من می‌باشد، وبستر خود را در تاریکی می‌گسترانم، bible_en_fa My face is foul with weeping, and my eyelids is the shadow of death; و به هلاکت می‌گویم تو پدر من هستی و به کرم که تومادر و خواهر من می‌باشی. bible_en_fa Not for any injustice in mine hands: also my prayer is pure. پس امید من کجااست؟ و کیست که امید مرا خواهد دید؟تابندهای هاویه فرو می‌رود، هنگامی که با هم درخاک نزول (نماییم ).» bible_en_fa O earth, cover not thou my blood, and let my cry have no place. تابندهای هاویه فرو می‌رود، هنگامی که با هم درخاک نزول (نماییم ).» bible_en_fa Also now, behold, my witness is in heaven, and my record is on high. پس بلدد شوحی در جواب گفت: bible_en_fa My friends scorn me: but mine eye poureth out tears unto God. «تابه کی برای سخنان، دامها می‌گسترانید؟ تفکر کنید و بعد از آن تکلم خواهیم نمود. bible_en_fa O that one might plead for a man with God, as a man pleadeth for his neighbour! چرا مثل بهایم شمرده شویم؟ و در نظر شما نجس نماییم؟ bible_en_fa When a few years are come, then I shall go the way whence I shall not return. ‌ای که در غضب خود خویشتن را پاره می‌کنی، آیا به‌خاطر تو زمین متروک شود، یاصخره از جای خود منتقل گردد؟ bible_en_fa My breath is corrupt, my days are extinct, the graves are ready for me. البته روشنایی شریران خاموش خواهد شد، و شعله آتش ایشان نور نخواهد داد. bible_en_fa Are there not mockers with me? and doth not mine eye continue in their provocation? در خیمه اوروشنایی به تاریکی مبدل می‌گردد، و چراغش براو خاموش خواهد شد. bible_en_fa Lay down now, put me in a surety with thee; who is he that will strike hands with me? قدمهای قوتش تنگ می‌شود. و مشورت خودش او را به زیر خواهدافکند. bible_en_fa For thou hast hid their heart from understanding: therefore shalt thou not exalt them. زیرا به پایهای خود در دام خواهد افتاد، و به روی تله‌ها راه خواهد رفت. bible_en_fa He that speaketh flattery to his friends, even the eyes of his children shall fail. تله پاشنه او راخواهد گرفت. و دام، او را به زور نگاه خواهدداشت. bible_en_fa He hath made me also a byword of the people; and aforetime I was as a tabret. دام برایش در زمین پنهان شده است، وتله برایش در راه. bible_en_fa Mine eye also is dim by reason of sorrow, and all my members are as a shadow. ترسها از هر طرف او راهراسان می‌کند، و به او چسبیده، وی رامی گریزاند. bible_en_fa Upright men shall be astonied at this, and the innocent shall stir up himself against the hypocrite. شقاوت، برای او گرسنه است، وذلت، برای لغزیدن او حاضر است. bible_en_fa The righteous also shall hold on his way, and he that hath clean hands shall be stronger and stronger. اعضای جسد او را می‌خورد. نخست زاده موت، جسد اورا می‌خورد. bible_en_fa But as for you all, do ye return, and come now: for I cannot find one wise man among you. آنچه بر آن اعتماد می‌داشت، ازخیمه او ربوده می‌شود، و خود او نزد پادشاه ترسها رانده می‌گردد. bible_en_fa My days are past, my purposes are broken off, even the thoughts of my heart. کسانی که از وی نباشنددر خیمه او ساکن می‌گردند، و گوگرد بر مسکن اوپاشیده می‌شود. bible_en_fa They change the night into day: the light is short because of darkness. ریشه هایش از زیرمی خشکد، و شاخه‌اش از بالا بریده خواهد شد. bible_en_fa If I wait, the grave is mine house: I have made my bed in the darkness. یادگار او از زمین نابود می‌گردد، و در کوچه هااسم نخواهد داشت. bible_en_fa I have said to corruption, Thou art my father: to the worm, Thou are my mother, and my sister. از روشنایی به تاریکی رانده می‌شود. و او را از ربع مسکون خواهندگریزانید. bible_en_fa And where is now my hope? as for my hope, who shall see it? او را در میان قومش نه اولاد و نه ذریت خواهد بود، و در ماوای او کسی باقی نخواهد ماند. bible_en_fa They shall go down to the bars of the pit, when our rest together is in the dust. متاخرین از روزگارش متحیر خواهند شد، چنانکه بر متقدمین، ترس مستولی شده بود.به درستی که مسکن های شریران چنین می‌باشد، و مکان کسی‌که خدا رانمی شناسد مثل این است.» bible_en_fa Then answered Bildad the Shuhite, and said, به درستی که مسکن های شریران چنین می‌باشد، و مکان کسی‌که خدا رانمی شناسد مثل این است.» bible_en_fa How long will it be ere ye make an end of words? mark, and afterwards we will speak. پس ایوب در جواب گفت: bible_en_fa Wherefore are we counted as beasts, and reputed vile in your sight? «تا به کی جان مرا می‌رنجانید؟ و مرا به سخنان خود فرسوده می‌سازید؟ bible_en_fa He teareth himself in his anger: shall the earth be forsaken for thee? and shall the rock be removed out of his place? این ده مرتبه است که مرا مذمت نمودید، و خجالت نمی کشید که با من سختی می‌کنید؟ bible_en_fa Yea, the light of the wicked shall be put out, and the spark of his fire shall not shine. و اگر فی الحقیقه خطا کرده‌ام، خطای من نزد من می‌ماند. bible_en_fa The light shall be dark in his tabernacle, and his candle shall be put out with him. اگر فی الواقع بر من تکبر نمایید و عار مرا بر من اثبات کنید، bible_en_fa The steps of his strength shall be straitened, and his own counsel shall cast him down. پس بدانید که خدا دعوی مرا منحرف ساخته، و به دام خود مرا احاطه نموده است. bible_en_fa For he is cast into a net by his own feet, and he walketh upon a snare. اینک از ظلم، تضرع می‌نمایم و مستجاب نمی شوم و استغاثه می‌کنم و دادرسی نیست. bible_en_fa The gin shall take him by the heel, and the robber shall prevail against him. طریق مرا حصارنموده است که از آن نمی توانم گذشت و برراههای من تاریکی را گذارده است. bible_en_fa The snare is laid for him in the ground, and a trap for him in the way. جلال مرا ازمن کنده است و تاج را از سر من برداشته، bible_en_fa Terrors shall make him afraid on every side, and shall drive him to his feet. مرا ازهر طرف خراب نموده، پس هلاک شدم. و مثل درخت، ریشه امید مرا کنده است. bible_en_fa His strength shall be hungerbitten, and destruction shall be ready at his side. غضب خودرا بر من افروخته، و مرا یکی از دشمنان خودشمرده است. bible_en_fa It shall devour the strength of his skin: even the firstborn of death shall devour his strength. فوجهای او با هم می‌آیند و راه خود را بر من بلند می‌کنند و به اطراف خیمه من اردو می‌زنند. bible_en_fa His confidence shall be rooted out of his tabernacle, and it shall bring him to the king of terrors. «برادرانم را از نزد من دور کرده است وآشنایانم از من بالکل بیگانه شده‌اند. bible_en_fa It shall dwell in his tabernacle, because it is none of his: brimstone shall be scattered upon his habitation. خویشانم مرا ترک نموده و آشنایانم مرا فراموش کرده‌اند. bible_en_fa His roots shall be dried up beneath, and above shall his branch be cut off. نزیلان خانه‌ام و کنیزانم مرا غریب می‌شمارند، و در نظر ایشان بیگانه شده‌ام. bible_en_fa His remembrance shall perish from the earth, and he shall have no name in the street. غلام خود راصدا می‌کنم و مرا جواب نمی دهد، اگر‌چه او را به دهان خود التماس بکنم. bible_en_fa He shall be driven from light into darkness, and chased out of the world. نفس من نزد زنم مکروه شده است و تضرع من نزد اولاد رحم مادرم. bible_en_fa He shall neither have son nor nephew among his people, nor any remaining in his dwellings. بچه های کوچک نیز مرا حقیرمی شمارند و چون برمی خیزم به ضد من حرف می‌زنند. bible_en_fa They that come after him shall be astonied at his day, as they that went before were affrighted. همه اهل مشورتم از من نفرت می‌نمایند، و کسانی را که دوست می‌داشتم از من برگشته‌اند. bible_en_fa Surely such are the dwellings of the wicked, and this is the place of him that knoweth not God. استخوانم به پوست و گوشتم چسبیده است، و با پوست دندانهای خودخلاصی یافته‌ام. bible_en_fa Then Job answered and said, بر من ترحم کنید! ترحم کنیدشما‌ای دوستانم! زیرا دست خدا مرا لمس نموده است. bible_en_fa How long will ye vex my soul, and break me in pieces with words? چرا مثل خدا بر من جفا می‌کنید وازگوشت من سیر نمی شوید. bible_en_fa These ten times have ye reproached me: ye are not ashamed that ye make yourselves strange to me. کاش که سخنانم الان نوشته می‌شد! کاش که در کتابی ثبت می‌گردید، bible_en_fa And be it indeed that I have erred, mine error remaineth with myself. و با قلم آهنین و سرب بر صخره‌ای تا به ابد کنده می‌شد! bible_en_fa If indeed ye will magnify yourselves against me, and plead against me my reproach: و من می‌دانم که ولی من زنده است، و در ایام آخر، بر زمین خواهدبرخاست. bible_en_fa Know now that God hath overthrown me, and hath compassed me with his net. و بعد از آنکه این پوست من تلف شود، بدون جسدم نیز خدا را خواهم دید. bible_en_fa Behold, I cry out of wrong, but I am not heard: I cry aloud, but there is no judgment. ومن او را برای خود خواهم دید. و چشمان من بر اوخواهد نگریست و نه چشم دیگری. اگر‌چه گرده هایم در اندرونم تلف شده باشد. bible_en_fa He hath fenced up my way that I cannot pass, and he hath set darkness in my paths. اگربگویید چگونه بر او جفا نماییم و حال آنگاه اصل امر در من یافت می‌شود.پس از شمشیربترسید، زیرا که سزاهای شمشیر غضبناک است، تا دانسته باشید که داوری خواهد بود.» bible_en_fa He hath stripped me of my glory, and taken the crown from my head. پس از شمشیربترسید، زیرا که سزاهای شمشیر غضبناک است، تا دانسته باشید که داوری خواهد بود.» bible_en_fa He hath destroyed me on every side, and I am gone: and mine hope hath he removed like a tree. پس صوفر نعماتی در جواب گفت: bible_en_fa He hath also kindled his wrath against me, and he counteth me unto him as one of his enemies. «از این جهت فکرهایم مرا به جواب دادن تحریک می‌کند و به این سبب، من تعجیل می نمایم. bible_en_fa His troops come together, and raise up their way against me, and encamp round about my tabernacle. سرزنش توبیخ خود را شنیدم، و ازفطانتم روح من مرا جواب می‌دهد. bible_en_fa He hath put my brethren far from me, and mine acquaintance are verily estranged from me. آیا این را ازقدیم ندانسته‌ای، از زمانی که انسان بر زمین قرارداده شد، bible_en_fa My kinsfolk have failed, and my familiar friends have forgotten me. که شادی شریران، اندک زمانی است، و خوشی ریاکاران، لحظه‌ای؟ bible_en_fa They that dwell in mine house, and my maids, count me for a stranger: I am an alien in their sight. اگر‌چه شوکت اوتا به آسمان بلند شود، و سر خود را تا به فلک برافرازد. bible_en_fa I called my servant, and he gave me no answer; I intreated him with my mouth. لیکن مثل فضله خود تا به ابد هلاک خواهد شد، و بینندگانش خواهند گفت: کجااست؟ bible_en_fa My breath is strange to my wife, though I intreated for the children's sake of mine own body. مثل خواب، می‌پرد و یافت نمی شود. ومثل رویای شب، او را خواهند گریزانید. bible_en_fa Yea, young children despised me; I arose, and they spake against me. چشمی که او را دیده است دیگر نخواهد دید، ومکانش باز بر او نخواهد نگریست. bible_en_fa All my inward friends abhorred me: and they whom I loved are turned against me. فرزندانش نزد فقیران تذلل خواهند کرد، و دستهایش دولت او را پس خواهد داد. bible_en_fa My bone cleaveth to my skin and to my flesh, and I am escaped with the skin of my teeth. استخوانهایش از جوانی پر است، لیکن همراه او در خاک خواهد خوابید. bible_en_fa Have pity upon me, have pity upon me, O ye my friends; for the hand of God hath touched me. اگر‌چه شرارت در دهانش شیرین باشد، و آن را زیر زبانش پنهان کند. bible_en_fa Why do ye persecute me as God, and are not satisfied with my flesh? اگر‌چه او را دریغ داردو از دست ندهد، و آن را در میان کام خود نگاه دارد. bible_en_fa Oh that my words were now written! oh that they were printed in a book! لیکن خوراک او در احشایش تبدیل می‌شود، و در اندرونش زهرمار می‌گردد. bible_en_fa That they were graven with an iron pen and lead in the rock for ever! دولت را فرو برده است و آن را قی خواهد کرد، و خدا آن را از شکمش بیرون خواهد نمود. bible_en_fa For I know that my redeemer liveth, and that he shall stand at the latter day upon the earth: اوزهر مارها را خواهد مکید، و زبان افعی او راخواهد کشت. bible_en_fa And though after my skin worms destroy this body, yet in my flesh shall I see God: بر رودخانه‌ها نظر نخواهندکرد، بر نهرها و جویهای شهد و شیر. bible_en_fa Whom I shall see for myself, and mine eyes shall behold, and not another; though my reins be consumed within me. ثمره زحمت خود را رد کرده، آن را فرو نخواهد برد، وبرحسب دولتی که کسب کرده است، شادی نخواهد نمود. bible_en_fa But ye should say, Why persecute we him, seeing the root of the matter is found in me? زیرا فقیران را زبون ساخته وترک کرده است. پس خانه‌ای را که دزدیده است، بنا نخواهد کرد. bible_en_fa Be ye afraid of the sword: for wrath bringeth the punishments of the sword, that ye may know there is a judgment. «زیرا که در حرص خود قناعت را ندانست. پس از نفایس خود، چیزی استرداد نخواهد کرد. bible_en_fa Then answered Zophar the Naamathite, and said, چیزی نمانده است که نخورده باشد. پس برخورداری او دوام نخواهد داشت. bible_en_fa Therefore do my thoughts cause me to answer, and for this I make haste. هنگامی که دولت او بی‌نهایت گردد، در تنگی گرفتار می‌شود، و دست همه ذلیلان بر او استیلاخواهد یافت. bible_en_fa I have heard the check of my reproach, and the spirit of my understanding causeth me to answer. در وقتی که شکم خود را پرمی کند، خدا حدت خشم خود را بر او خواهدفرستاد، و حینی که می‌خورد آن را بر او خواهدبارانید. bible_en_fa Knowest thou not this of old, since man was placed upon earth, از اسلحه آهنین خواهد گریخت وکمان برنجین، او را خواهد سفت. bible_en_fa That the triumphing of the wicked is short, and the joy of the hypocrite but for a moment? آن رامی کشد و از جسدش بیرون می‌آید، و پیکان براق از زهره‌اش درمی رود و ترسها بر او استیلامی یابد. bible_en_fa Though his excellency mount up to the heavens, and his head reach unto the clouds; تمامی تاریکی برای ذخایر او نگاه داشته شده است. و آتش ندمیده آنها را خواهدسوزانید، و آنچه را که در چادرش باقی است، خواهد خورد. bible_en_fa Yet he shall perish for ever like his own dung: they which have seen him shall say, Where is he? آسمانها عصیانش را مکشوف خواهد ساخت، و زمین به ضد او خواهدبرخاست. bible_en_fa He shall fly away as a dream, and shall not be found: yea, he shall be chased away as a vision of the night. محصول خانه‌اش زایل خواهد شد، و در روز غضب او نابود خواهد گشت.این است نصیب مرد شریر از خدا و میراث مقدر او ازقادر مطلق.» bible_en_fa The eye also which saw him shall see him no more; neither shall his place any more behold him. این است نصیب مرد شریر از خدا و میراث مقدر او ازقادر مطلق.» bible_en_fa His children shall seek to please the poor, and his hands shall restore their goods. پس ایوب در جواب گفت: bible_en_fa His bones are full of the sin of his youth, which shall lie down with him in the dust. «بشنوید، کلام مرا بشنوید. و این، تسلی شماباشد. bible_en_fa Though wickedness be sweet in his mouth, though he hide it under his tongue; با من تحمل نمایید تا بگویم، و بعد ازگفتنم استهزا نمایید. bible_en_fa Though he spare it, and forsake it not; but keep it still within his mouth: و اما من، آیا شکایتم نزدانسان است؟ پس چرا بی‌صبر نباشم؟ bible_en_fa Yet his meat in his bowels is turned, it is the gall of asps within him. به من توجه کنید و تعجب نمایید، و دست به دهان بگذارید. bible_en_fa He hath swallowed down riches, and he shall vomit them up again: God shall cast them out of his belly. هرگاه به یاد می‌آورم، حیران می‌شوم. و لرزه جسد مرا می‌گیرد. bible_en_fa He shall suck the poison of asps: the viper's tongue shall slay him. چرا شریران زنده می‌مانند، پیر می‌شوند و در توانایی قوی می‌گردند؟ bible_en_fa He shall not see the rivers, the floods, the brooks of honey and butter. ذریت ایشان به حضور ایشان، با ایشان استوار می‌شوند و اولاد ایشان در نظرایشان. bible_en_fa That which he laboured for shall he restore, and shall not swallow it down: according to his substance shall the restitution be, and he shall not rejoice therein. خانه های ایشان، از ترس ایمن می‌باشد وعصای خدا بر ایشان نمی آید. bible_en_fa Because he hath oppressed and hath forsaken the poor; because he hath violently taken away an house which he builded not; گاو نر ایشان جماع می‌کند و خطا نمی کند و گاو ایشان می‌زایدو سقط نمی نماید. bible_en_fa Surely he shall not feel quietness in his belly, he shall not save of that which he desired. بچه های خود را مثل گله بیرون می‌فرستند و اطفال ایشان رقص می‌کنند. bible_en_fa There shall none of his meat be left; therefore shall no man look for his goods. با دف وعود می‌سرایند، و با صدای نای شادی می‌نمایند. bible_en_fa In the fulness of his sufficiency he shall be in straits: every hand of the wicked shall come upon him. روزهای خود را در سعادتمندی صرف می‌کنند، و به لحظه‌ای به هاویه فرودمی روند. bible_en_fa When he is about to fill his belly, God shall cast the fury of his wrath upon him, and shall rain it upon him while he is eating. و به خدا می‌گویند: از ما دور شو زیراکه معرفت طریق تو را نمی خواهیم. bible_en_fa He shall flee from the iron weapon, and the bow of steel shall strike him through. قادرمطلق کیست که او را عبادت نماییم، و ما را چه فایده که از او استدعا نماییم. bible_en_fa It is drawn, and cometh out of the body; yea, the glittering sword cometh out of his gall: terrors are upon him. اینک سعادتمندی ایشان در دست ایشان نیست. کاش که مشورت شریران از من دور باشد. bible_en_fa All darkness shall be hid in his secret places: a fire not blown shall consume him; it shall go ill with him that is left in his tabernacle. «بسا چراغ شریران خاموش می‌شود وذلت ایشان به ایشان می‌رسد، و خدا در غضب خود دردها را نصیب ایشان می‌کند. bible_en_fa The heaven shall reveal his iniquity; and the earth shall rise up against him. مثل سفال پیش روی باد می‌شوند و مثل کاه که گردبادپراکنده می‌کند. bible_en_fa The increase of his house shall depart, and his goods shall flow away in the day of his wrath. خدا گناهش را برای فرزندانش ذخیره می‌کند، و او را مکافات می‌رساند و خواهد دانست. bible_en_fa This is the portion of a wicked man from God, and the heritage appointed unto him by God. چشمانش هلاکت او را خواهد دید، و از خشم قادر مطلق خواهدنوشید. bible_en_fa But Job answered and said, زیرا که بعد از او در خانه‌اش او را چه شادی خواهد بود، چون عدد ماههایش منقطع شود؟ bible_en_fa Hear diligently my speech, and let this be your consolations. آیا خدا را علم توان آموخت؟ چونکه اوبر اعلی علیین داوری می‌کند. bible_en_fa Suffer me that I may speak; and after that I have spoken, mock on. یکی در عین قوت خود می‌میرد، در حالی که بالکل در امنیت وسلامتی است. bible_en_fa As for me, is my complaint to man? and if it were so, why should not my spirit be troubled? قدحهای او پر از شیر است، ومغز استخوانش تر و تازه است. bible_en_fa Mark me, and be astonished, and lay your hand upon your mouth. و دیگری درتلخی جان می‌میرد و از نیکویی هیچ لذت نمی برد. bible_en_fa Even when I remember I am afraid, and trembling taketh hold on my flesh. اینها باهم در خاک می‌خوابند و کرمها ایشان را می‌پوشانند. bible_en_fa Wherefore do the wicked live, become old, yea, are mighty in power? اینک افکار شما رامی دانم و تدبیراتی که ناحق بر من می‌اندیشید. bible_en_fa Their seed is established in their sight with them, and their offspring before their eyes. زیرا می‌گویید کجاست خانه امیر، و خیمه های مسکن شریران؟ bible_en_fa Their houses are safe from fear, neither is the rod of God upon them. آیا از راه گذریان نپرسیدید؟ ودلایل ایشان را انکار نمی توانید نمود، bible_en_fa Their bull gendereth, and faileth not; their cow calveth, and casteth not her calf. که شریران برای روز ذلت نگاه داشته می‌شوند و درروز غضب، بیرون برده می‌گردند. bible_en_fa They send forth their little ones like a flock, and their children dance. کیست که راهش را پیش رویش بیان کند، و جزای آنچه راکه کرده است به او برساند؟ bible_en_fa They take the timbrel and harp, and rejoice at the sound of the organ. که آخر او را به قبرخواهند برد، و بر مزار او نگاهبانی خواهند کرد. bible_en_fa They spend their days in wealth, and in a moment go down to the grave. کلوخهای وادی برایش شیرین می‌شود وجمیع آدمیان در عقب او خواهند رفت، چنانکه قبل از او بیشماره رفته‌اند.پس چگونه مراتسلی باطل می‌دهید که در جوابهای شما محض خیانت می‌ماند!» bible_en_fa Therefore they say unto God, Depart from us; for we desire not the knowledge of thy ways. پس چگونه مراتسلی باطل می‌دهید که در جوابهای شما محض خیانت می‌ماند!» bible_en_fa What is the Almighty, that we should serve him? and what profit should we have, if we pray unto him? پس الیفاز تیمانی در جواب گفت: bible_en_fa Lo, their good is not in their hand: the counsel of the wicked is far from me. «آیا مرد به خدا فایده برساند؟ البته مرد دانا برای خویشتن مفید است. bible_en_fa How oft is the candle of the wicked put out! and how oft cometh their destruction upon them! God distributeth sorrows in his anger. آیا اگر توعادل باشی، برای قادر مطلق خوشی رخ می‌نماید؟ یا اگر طریق خود را راست سازی، او رافایده می‌شود؟ bible_en_fa They are as stubble before the wind, and as chaff that the storm carrieth away. آیا به‌سبب ترس تو، تو را توبیخ می‌نماید؟ یا با تو به محاکمه داخل خواهد شد؟ bible_en_fa God layeth up his iniquity for his children: he rewardeth him, and he shall know it. آیا شرارت تو عظیم نیست و عصیان تو بی‌انتهانی، bible_en_fa His eyes shall see his destruction, and he shall drink of the wrath of the Almighty. چونکه از برادران خود بی‌سبب گرو گرفتی و لباس برهنگان را کندی، bible_en_fa For what pleasure hath he in his house after him, when the number of his months is cut off in the midst? به تشنگان آب ننوشانیدی، و از گرسنگان نان دریغ داشتی؟ bible_en_fa Shall any teach God knowledge? seeing he judgeth those that are high. امامرد جبار، زمین از آن او می‌باشد و مرد عالیجاه، در آن ساکن می‌شود. bible_en_fa One dieth in his full strength, being wholly at ease and quiet. بیوه‌زنان را تهی‌دست رد نمودی، و بازوهای یتیمان شکسته گردید. bible_en_fa His breasts are full of milk, and his bones are moistened with marrow. بنابراین دامها تو را احاطه می‌نماید و ترس، ناگهان تو را مضطرب می‌سازد. bible_en_fa And another dieth in the bitterness of his soul, and never eateth with pleasure. یا تاریکی که آن را نمی بینی و سیلابها تو را می‌پوشاند. bible_en_fa They shall lie down alike in the dust, and the worms shall cover them. آیاخدا مثل آسمانها بلند نیست؟ و سر ستارگان رابنگر چگونه عالی هستند. bible_en_fa Behold, I know your thoughts, and the devices which ye wrongfully imagine against me. و تو می‌گویی خداچه می‌داند و آیا از تاریکی غلیظ داوری تواندنمود؟ bible_en_fa For ye say, Where is the house of the prince? and where are the dwelling places of the wicked? ابرها ستر اوست پس نمی بیند، و بردایره افلاک می‌خرامد. bible_en_fa Have ye not asked them that go by the way? and do ye not know their tokens, آیا طریق قدما را نشان کردی که مردمان شریر در آن سلوک نمودند، bible_en_fa That the wicked is reserved to the day of destruction? they shall be brought forth to the day of wrath. که قبل از زمان خود ربوده شدند، و اساس آنهامثل نهر ریخته شد bible_en_fa Who shall declare his way to his face? and who shall repay him what he hath done? که به خدا گفتند: از ما دورشو و قادر مطلق برای ما چه تواند کرد؟ bible_en_fa Yet shall he be brought to the grave, and shall remain in the tomb. و حال آنگاه او خانه های ایشان را از چیزهای نیکو پرساخت. پس مشورت شریران از من دور شود. bible_en_fa The clods of the valley shall be sweet unto him, and every man shall draw after him, as there are innumerable before him. «عادلان چون آن را بینند، شادی خواهندنمود و بی‌گناهان بر ایشان استهزا خواهند کرد. bible_en_fa How then comfort ye me in vain, seeing in your answers there remaineth falsehood? آیا مقاومت کنندگان ما منقطع نشدند؟ و آتش بقیه ایشان را نسوزانید؟ bible_en_fa Then Eliphaz the Temanite answered and said, پس حال با او انس بگیر و سالم باش. و به این منوال نیکویی به توخواهد رسید. bible_en_fa Can a man be profitable unto God, as he that is wise may be profitable unto himself? تعلیم را از دهانش قبول نما، وکلمات او را در دل خود بنه. bible_en_fa Is it any pleasure to the Almighty, that thou art righteous? or is it gain to him that thou makest thy ways perfect? اگر به قادرمطلق بازگشت نمایی، بنا خواهی شد. و اگر شرارت رااز خیمه خود دور نمایی bible_en_fa Will he reprove thee for fear of thee? will he enter with thee into judgment? و اگر گنج خود را درخاک و طلای اوفیر را در سنگهای نهرهابگذاری، bible_en_fa Is not thy wickedness great? and thine iniquities infinite? آنگاه قادر مطلق گنج تو و نقره خالص برای تو خواهد بود، bible_en_fa For thou hast taken a pledge from thy brother for nought, and stripped the naked of their clothing. زیرا در آنوقت ازقادر مطلق تلذذ خواهی یافت، و روی خود را به طرف خدا برخواهی افراشت. bible_en_fa Thou hast not given water to the weary to drink, and thou hast withholden bread from the hungry. نزد او دعاخواهی کرد و او تو را اجابت خواهد نمود، و نذرهای خود را ادا خواهی ساخت. bible_en_fa But as for the mighty man, he had the earth; and the honourable man dwelt in it. امری راجزم خواهی نمود و برایت برقرار خواهد شد، وروشنایی بر راههایت خواهد تابید. bible_en_fa Thou has sent widows away empty, and the arms of the fatherless have been broken. وقتی که ذلیل شوند، خواهی گفت: رفعت باشد، و فروتنان را نجات خواهد داد.کسی را که بی‌گناه نباشدخواهد رهانید، و به پاکی دستهای تو رهانیده خواهد شد.» bible_en_fa Therefore snares are round about thee, and sudden fear troubleth thee; کسی را که بی‌گناه نباشدخواهد رهانید، و به پاکی دستهای تو رهانیده خواهد شد.» bible_en_fa Or darkness, that thou canst not see; and abundance of waters cover thee. پس ایوب در جواب گفت: bible_en_fa Is not God in the height of heaven? and behold the height of the stars, how high they are! «امروز نیز شکایت من تلخ است، وضرب من از ناله من سنگینتر. bible_en_fa And thou sayest, How doth God know? can he judge through the dark cloud? کاش می‌دانستم که او را کجا یابم، تا آنکه نزد کرسی او بیایم. bible_en_fa Thick clouds are a covering to him, that he seeth not; and he walketh in the circuit of heaven. آنگاه دعوی خود را به حضور وی ترتیب می‌دادم، ودهان خود را از حجت‌ها پر می‌ساختم. bible_en_fa Hast thou marked the old way which wicked men have trodden? سخنانی را که در جواب من می‌گفت می‌دانستم، و آنچه راکه به من می‌گفت می‌فهمیدم. bible_en_fa Which were cut down out of time, whose foundation was overflown with a flood: آیا به عظمت قوت خود با من مخاصمه می‌نمود؟ حاشا! بلکه به من التفات می‌کرد. bible_en_fa Which said unto God, Depart from us: and what can the Almighty do for them? آنگاه مرد راست با اومحاجه می‌نمود و از داور خود تا به ابد نجات می‌یافتم. bible_en_fa Yet he filled their houses with good things: but the counsel of the wicked is far from me. اینک به طرف مشرق می‌روم و اویافت نمی شود و به طرف مغرب و او را نمی بینم. bible_en_fa The righteous see it, and are glad: and the innocent laugh them to scorn. به طرف شمال جایی که او عمل می‌کند، و او رامشاهده نمی کنم. و او خود را به طرف جنوب می‌پوشاند و او را نمی بینم، bible_en_fa Whereas our substance is not cut down, but the remnant of them the fire consumeth. زیرا او طریقی راکه می‌روم می‌داند و چون مرا می‌آزماید، مثل طلابیرون می‌آیم. bible_en_fa Acquaint now thyself with him, and be at peace: thereby good shall come unto thee. پایم اثر اقدام او را گرفته است وطریق او را نگاه داشته، از آن تجاوز نمی کنم. bible_en_fa Receive, I pray thee, the law from his mouth, and lay up his words in thine heart. از فرمان لبهای وی برنگشتم و سخنان دهان اورا زیاده از رزق خود ذخیره کردم. bible_en_fa If thou return to the Almighty, thou shalt be built up, thou shalt put away iniquity far from thy tabernacles. لیکن اوواحد است و کیست که او را برگرداند؟ و آنچه دل او می‌خواهد، به عمل می‌آورد. bible_en_fa Then shalt thou lay up gold as dust, and the gold of Ophir as the stones of the brooks. زیرا آنچه را که بر من مقدر شده است بجا می‌آورد، و چیزهای بسیار مثل این نزد وی است. bible_en_fa Yea, the Almighty shall be thy defence, and thou shalt have plenty of silver. از این جهت ازحضور او هراسان هستم، و چون تفکر می‌نمایم از او می‌ترسم، bible_en_fa For then shalt thou have thy delight in the Almighty, and shalt lift up thy face unto God. زیرا خدا دل مرا ضعیف کرده است، و قادرمطلق مرا هراسان گردانیده.چونکه پیش از تاریکی منقطع نشدم، و ظلمت غلیظ را از نزد من نپوشانید. bible_en_fa Thou shalt make thy prayer unto him, and he shall hear thee, and thou shalt pay thy vows. چونکه پیش از تاریکی منقطع نشدم، و ظلمت غلیظ را از نزد من نپوشانید. bible_en_fa Thou shalt also decree a thing, and it shall be established unto thee: and the light shall shine upon thy ways. «چونکه زمانها از قادرمطلق مخفی نیست. پس چرا عارفان او ایام او راملاحظه نمی کنند؟ bible_en_fa When men are cast down, then thou shalt say, There is lifting up; and he shall save the humble person. بعضی هستند که حدود رامنتقل می‌سازند و گله‌ها را غصب نموده، می‌چرانند. bible_en_fa He shall deliver the island of the innocent: and it is delivered by the pureness of thine hands. الاغهای یتیمان را می‌رانند و گاوبیوه‌زنان را به گرو می‌گیرند. bible_en_fa Then Job answered and said, فقیران را از راه منحرف می‌سازند، و مسکینان زمین جمیع خویشتن را پنهان می‌کنند. bible_en_fa Even to day is my complaint bitter: my stroke is heavier than my groaning. اینک مثل خروحشی به جهت کار خود به بیابان بیرون رفته، خوراک خود را می‌جویند و صحرا به ایشان نان برای فرزندان ایشان می‌رساند. bible_en_fa Oh that I knew where I might find him! that I might come even to his seat! علوفه خود را درصحرا درو می‌کنند و تاکستان شریران راخوشه چینی می‌نمایند. bible_en_fa I would order my cause before him, and fill my mouth with arguments. برهنه و بی‌لباس شب رابه‌سر می‌برند و در سرما پوششی ندارند. bible_en_fa I would know the words which he would answer me, and understand what he would say unto me. ازباران کوهها تر می‌شوند و از عدم پناهگاه، صخره‌ها را در بغل می‌گیرند bible_en_fa Will he plead against me with his great power? No; but he would put strength in me. و کسانی هستند که یتیم را از پستان می‌ربایند و از فقیر گرو می‌گیرند. bible_en_fa There the righteous might dispute with him; so should I be delivered for ever from my judge. پس ایشان بی‌لباس و برهنه راه می‌روند وبافه‌ها را برمی دارند و گرسنه می‌مانند. bible_en_fa Behold, I go forward, but he is not there; and backward, but I cannot perceive him: دردروازه های آنها روغن می‌گیرند و چرخشت آنهارا پایمال می‌کنند و تشنه می‌مانند. bible_en_fa On the left hand, where he doth work, but I cannot behold him: he hideth himself on the right hand, that I cannot see him: ازشهرآباد، نعره می‌زنند و جان مظلومان استغاثه می‌کند. اما خدا حماقت آنها را به نظر نمی آورد. bible_en_fa But he knoweth the way that I take: when he hath tried me, I shall come forth as gold. «و دیگرانند که از نور متمردند و راه آن رانمی دانند. و در طریق هایش سلوک نمی نمایند. bible_en_fa My foot hath held his steps, his way have I kept, and not declined. قاتل در صبح برمی خیزد و فقیر و مسکین رامی کشد. و در شب مثل دزد می‌شود. bible_en_fa Neither have I gone back from the commandment of his lips; I have esteemed the words of his mouth more than my necessary food. چشم زناکار نیز برای شام انتظار می‌کشد و می‌گوید که چشمی مرا نخواهد دید، و بر روی خود پرده می‌کشد. bible_en_fa But he is in one mind, and who can turn him? and what his soul desireth, even that he doeth. در تاریکی به خانه‌ها نقب می‌زنند ودر روز، خویشتن را پنهان می‌کنند و روشنایی رانمی دانند، bible_en_fa For he performeth the thing that is appointed for me: and many such things are with him. زیرا صبح برای جمیع ایشان مثل سایه موت است، چونکه ترسهای سایه موت رامی دانند. bible_en_fa Therefore am I troubled at his presence: when I consider, I am afraid of him. آنها بر روی آبها سبک‌اند و نصیب ایشان بر زمین ملعون است، و به راه تاکستان مراجعت نمی کنند. bible_en_fa For God maketh my heart soft, and the Almighty troubleth me: چنانکه خشکی و گرمی آب برف را نابود می‌سازد، همچنین هاویه خطاکاران را. bible_en_fa Because I was not cut off before the darkness, neither hath he covered the darkness from my face. رحم (مادرش ) او را فراموش می‌نماید و کرم، او را نوش می‌کند. و دیگر مذکورنخواهد شد، و شرارت مثل درخت بریده خواهدشد. bible_en_fa Why, seeing times are not hidden from the Almighty, do they that know him not see his days? زن عاقر را که نمی زاید می‌بلعد و به زن بیوه احسان نمی نماید، bible_en_fa Some remove the landmarks; they violently take away flocks, and feed thereof. و اما خدا جباران را به قوت خود محفوظ می‌دارد. برمی خیزند اگرچه امید زندگی ندارند، bible_en_fa They drive away the ass of the fatherless, they take the widow's ox for a pledge. ایشان را اطمینان می‌بخشد و بر آن تکیه می‌نمایند، اما چشمان اوبر راههای ایشان است. bible_en_fa They turn the needy out of the way: the poor of the earth hide themselves together. اندک زمانی بلندمی شوند، پس نیست می‌گردند و پست شده، مثل سایرین برده می‌شوند و مثل سر سنبله‌ها بریده می‌گردند،و اگر چنین نیست پس کیست که مراتکذیب نماید و کلام مرا ناچیز گرداند؟» bible_en_fa Behold, as wild asses in the desert, go they forth to their work; rising betimes for a prey: the wilderness yieldeth food for them and for their children. و اگر چنین نیست پس کیست که مراتکذیب نماید و کلام مرا ناچیز گرداند؟» bible_en_fa They reap every one his corn in the field: and they gather the vintage of the wicked. پس بلدد شوحی در جواب گفت: bible_en_fa They cause the naked to lodge without clothing, that they have no covering in the cold. «سلطنت و هیبت از آن اوست وسلامتی را در مکان های بلند خود ایجاد می‌کند. bible_en_fa They are wet with the showers of the mountains, and embrace the rock for want of a shelter. آیا افواج او شمرده می‌شود و کیست که نور اوبر وی طلوع نمی کند؟ bible_en_fa They pluck the fatherless from the breast, and take a pledge of the poor. پس انسان چگونه نزد خدا عادل شمرده شود؟ و کسی‌که از زن زاییده شود، چگونه پاک باشد؟ bible_en_fa They cause him to go naked without clothing, and they take away the sheaf from the hungry; اینک ماه نیز روشنایی ندارد و ستارگان در نظر او پاک نیستند.پس چندمرتبه زیاده انسان که مثل خزنده زمین و بنی آدم که مثل کرم می‌باشد.» bible_en_fa Which make oil within their walls, and tread their winepresses, and suffer thirst. پس چندمرتبه زیاده انسان که مثل خزنده زمین و بنی آدم که مثل کرم می‌باشد.» bible_en_fa Men groan from out of the city, and the soul of the wounded crieth out: yet God layeth not folly to them. پس ایوب در جواب گفت: bible_en_fa They are of those that rebel against the light; they know not the ways thereof, nor abide in the paths thereof. «شخص بی‌قوت را چگونه اعانت کردی؟ و بازوی ناتوان را چگونه نجات دادی؟ bible_en_fa The murderer rising with the light killeth the poor and needy, and in the night is as a thief. شخص بی‌حکمت را چه نصیحت نمودی؟ وحقیقت امر را به فراوانی اعلام کردی! bible_en_fa The eye also of the adulterer waiteth for the twilight, saying, No eye shall see me: and disguiseth his face. برای که سخنان را بیان کردی؟ و نفخه کیست که از توصادر شد؟ bible_en_fa In the dark they dig through houses, which they had marked for themselves in the daytime: they know not the light. ارواح مردگان می‌لرزند، زیر آبها وساکنان آنها. bible_en_fa For the morning is to them even as the shadow of death: if one know them, they are in the terrors of the shadow of death. هاویه به حضور او عریان است، وابدون را ستری نیست. bible_en_fa He is swift as the waters; their portion is cursed in the earth: he beholdeth not the way of the vineyards. شمال را بر جو پهن می‌کند، و زمین را بر نیستی آویزان می‌سازد. bible_en_fa Drought and heat consume the snow waters: so doth the grave those which have sinned. آبها را در ابرهای خود می‌بندد، پس ابر، زیرآنها چاک نمی شود. bible_en_fa The womb shall forget him; the worm shall feed sweetly on him; he shall be no more remembered; and wickedness shall be broken as a tree. روی تخت خود رامحجوب می‌سازد و ابرهای خویش را پیش آن می‌گستراند. bible_en_fa He evil entreateth the barren that beareth not: and doeth not good to the widow. به اطراف سطح آبها حد می‌گذاردتا کران روشنایی و تاریکی. bible_en_fa He draweth also the mighty with his power: he riseth up, and no man is sure of life. ستونهای آسمان متزلزل می‌شود و از عتاب او حیران می‌ماند. bible_en_fa Though it be given him to be in safety, whereon he resteth; yet his eyes are upon their ways. به قوت خود دریا را به تلاطم می‌آورد، و به فهم خویش رهب را خرد می‌کند. bible_en_fa They are exalted for a little while, but are gone and brought low; they are taken out of the way as all other, and cut off as the tops of the ears of corn. به روح اوآسمانها زینت داده شد، و دست او مار تیز رو راسفت.اینک اینها حواشی طریق های او است. و چه آواز آهسته‌ای درباره او می‌شنویم، لکن رعد جبروت او را کیست که بفهمد؟» bible_en_fa And if it be not so now, who will make me a liar, and make my speech nothing worth? اینک اینها حواشی طریق های او است. و چه آواز آهسته‌ای درباره او می‌شنویم، لکن رعد جبروت او را کیست که بفهمد؟» bible_en_fa Then answered Bildad the Shuhite, and said, و ایوب دیگرباره مثل خود را آورده، گفت: bible_en_fa Dominion and fear are with him, he maketh peace in his high places. «به حیات خدا که حق مرابرداشته و به قادرمطلق که جان مرا تلخ نموده است. bible_en_fa Is there any number of his armies? and upon whom doth not his light arise? که مادامی که جانم در من باقی است ونفخه خدا در بینی من می‌باشد، bible_en_fa How then can man be justified with God? or how can he be clean that is born of a woman? یقین لبهایم به بی‌انصافی تکلم نخواهد کرد، و زبانم به فریب تنطق نخواهد نمود. bible_en_fa Behold even to the moon, and it shineth not; yea, the stars are not pure in his sight. حاشا از من که شما راتصدیق نمایم، و تا بمیرم کاملیت خویش را ازخود دور نخواهم ساخت. bible_en_fa How much less man, that is a worm? and the son of man, which is a worm? عدالت خود را قایم نگاه می‌دارم و آن را ترک نخواهم نمود، و دلم تازنده باشم، مرا مذمت نخواهد کرد. bible_en_fa But Job answered and said, دشمن من مثل شریر باشد، و مقاومت کنندگانم مثل خطاکاران. bible_en_fa How hast thou helped him that is without power? how savest thou the arm that hath no strength? زیرا امید شریر چیست هنگامی که خدا او را منقطع می‌سازد؟ و حینی که خدا جان اورا می‌گیرد؟ bible_en_fa How hast thou counselled him that hath no wisdom? and how hast thou plentifully declared the thing as it is? آیا خدا فریاد او را خواهد شنید، هنگامی که مصیبت بر او عارض شود؟ bible_en_fa To whom hast thou uttered words? and whose spirit came from thee? آیا درقادرمطلق تلذذ خواهد یافت، و در همه اوقات ازخدا مسالت خواهد نمود؟ bible_en_fa Dead things are formed from under the waters, and the inhabitants thereof. «شما را درباره دست خدا تعلیم خواهد دادو از اعمال قادرمطلق چیزی مخفی نخواهم داشت. bible_en_fa Hell is naked before him, and destruction hath no covering. اینک جمیع شما این را ملاحظه کرده‌اید، پس چرا بالکل باطل شده‌اید. bible_en_fa He stretcheth out the north over the empty place, and hangeth the earth upon nothing. این است نصیب مرد شریر از جانب خدا، و میراث ظالمان که آن را از قادرمطلق می‌یابند. bible_en_fa He bindeth up the waters in his thick clouds; and the cloud is not rent under them. اگرفرزندانش بسیار شوند شمشیر برای ایشان است، و ذریت او از نان سیر نخواهند شد. bible_en_fa He holdeth back the face of his throne, and spreadeth his cloud upon it. بازماندگان او از وبا دفن خواهند شد، و بیوه‌زنانش گریه نخواهند کرد. bible_en_fa He hath compassed the waters with bounds, until the day and night come to an end. اگر‌چه نقره را مثل غبار اندوخته کند، و لباس را مثل گل آماده سازد. bible_en_fa The pillars of heaven tremble and are astonished at his reproof. او آماده می‌کند لیکن مرد عادل آن را خواهد پوشید، وصالحان نقره او را تقسیم خواهند نمود. bible_en_fa He divideth the sea with his power, and by his understanding he smiteth through the proud. خانه خود را مثل بید بنا می‌کند، و مثل سایبانی که دشتبان می‌سازد bible_en_fa By his spirit he hath garnished the heavens; his hand hath formed the crooked serpent. او دولتمند می‌خوابد اما دفن نخواهد شد. چشمان خود را می‌گشاید و نیست می‌باشد. bible_en_fa Lo, these are parts of his ways: but how little a portion is heard of him? but the thunder of his power who can understand? ترسها مثل آب او را فرو می‌گیرد، و گردباد او را در شب می‌رباید. bible_en_fa Moreover Job continued his parable, and said, باد شرقی او رابرمی دارد و نابود می‌شود و او را از مکانش دورمی اندازد، bible_en_fa As God liveth, who hath taken away my judgment; and the Almighty, who hath vexed my soul; زیرا (خدا) بر او تیر خواهدانداخت و شفقت نخواهد نمود. اگر‌چه اومی خواهد از دست وی فرار کرده، بگریزد.مردم کفهای خود را بر او بهم می‌زنند و او را ازمکانش صفیر زده، بیرون می‌کنند. bible_en_fa All the while my breath is in me, and the spirit of God is in my nostrils; مردم کفهای خود را بر او بهم می‌زنند و او را ازمکانش صفیر زده، بیرون می‌کنند. bible_en_fa My lips shall not speak wickedness, nor my tongue utter deceit. «یقین برای نقره معدنی است، و به جهت طلا جایی است که آن را قال می‌گذارند. bible_en_fa God forbid that I should justify you: till I die I will not remove mine integrity from me. آهن از خاک گرفته می‌شود و مس ازسنگ گداخته می‌گردد. bible_en_fa My righteousness I hold fast, and will not let it go: my heart shall not reproach me so long as I live. مردم برای تاریکی حدمی گذارند و تا نهایت تمام تفحص می‌نمایند، تابه سنگهای ظلمت غلیظ و سایه موت. bible_en_fa Let mine enemy be as the wicked, and he that riseth up against me as the unrighteous. کانی دور از ساکنان زمین می‌کنند، از راه گذریان فراموش می‌شوند و دور از مردمان آویخته شده، به هر طرف متحرک می‌گردند. bible_en_fa For what is the hope of the hypocrite, though he hath gained, when God taketh away his soul? از زمین نان بیرون می‌آید، و ژرفیهایش مثل آتش سرنگون می‌شود. bible_en_fa Will God hear his cry when trouble cometh upon him? سنگهایش مکان یاقوت کبود است. وشمشهای طلا دارد. bible_en_fa Will he delight himself in the Almighty? will he always call upon God? آن راه را هیچ مرغ شکاری نمی داند، و چشم شاهین آن را ندیده است، bible_en_fa I will teach you by the hand of God: that which is with the Almighty will I not conceal. وجانوران درنده بر آن قدم نزده‌اند، و شیر غران برآن گذر نکرده. bible_en_fa Behold, all ye yourselves have seen it; why then are ye thus altogether vain? دست خود را به سنگ خارا درازمی کنند، و کوهها را از بیخ برمی کنند. bible_en_fa This is the portion of a wicked man with God, and the heritage of oppressors, which they shall receive of the Almighty. نهرها ازصخره‌ها می‌کنند و چشم ایشان هر چیز نفیس رامی بیند. bible_en_fa If his children be multiplied, it is for the sword: and his offspring shall not be satisfied with bread. نهرها را از تراوش می‌بندند وچیزهای پنهان شده را به روشنایی بیرون می‌آورند. bible_en_fa Those that remain of him shall be buried in death: and his widows shall not weep. اما حکمت از کجا پیدا می‌شود؟ وجای فطانت کجا است؟ bible_en_fa Though he heap up silver as the dust, and prepare raiment as the clay; انسان قیمت آن رانمی داند و در زمین زندگان پیدا نمی شود. bible_en_fa He may prepare it, but the just shall put it on, and the innocent shall divide the silver. لجه می‌گوید که در من نیست، و دریا می‌گوید که نزدمن نمی باشد. bible_en_fa He buildeth his house as a moth, and as a booth that the keeper maketh. زر خالص به عوضش داده نمی شود و نقره برای قیمتش سنجیده نمی گردد. bible_en_fa The rich man shall lie down, but he shall not be gathered: he openeth his eyes, and he is not. به زر خالص اوفیر آن را قیمت نتوان کرد، و نه به جزع گرانبها و یاقوت کبود. bible_en_fa Terrors take hold on him as waters, a tempest stealeth him away in the night. با طلا و آبگینه آن را برابر نتوان کرد، و زیورهای طلای خالص بدل آن نمی شود. bible_en_fa The east wind carrieth him away, and he departeth: and as a storm hurleth him out of his place. مرجان و بلور مذکورنمی شود و قیمت حکمت از لعل گرانتر است. bible_en_fa For God shall cast upon him, and not spare: he would fain flee out of his hand. زبرجد حبش با آن مساوی نمی شود و به زرخالص سنجیده نمی گردد. bible_en_fa Men shall clap their hands at him, and shall hiss him out of his place. پس حکمت ازکجا می‌آید؟ و مکان فطانت کجا است؟ bible_en_fa Surely there is a vein for the silver, and a place for gold where they fine it. ازچشم تمامی زندگان پنهان است، و از مرغان هوامخفی می‌باشد. bible_en_fa Iron is taken out of the earth, and brass is molten out of the stone. ابدون و موت می‌گویند که آوازه آن را به گوش خود شنیده‌ایم. bible_en_fa He setteth an end to darkness, and searcheth out all perfection: the stones of darkness, and the shadow of death. خدا راه آن را درک می‌کند و او مکانش را می‌داند. bible_en_fa The flood breaketh out from the inhabitant; even the waters forgotten of the foot: they are dried up, they are gone away from men. زیراکه او تا کرانه های زمین می‌نگرد و آنچه را که زیرتمامی آسمان است می‌بیند. bible_en_fa As for the earth, out of it cometh bread: and under it is turned up as it were fire. تا وزن از برای بادقرار دهد، و آبها را به میزان بپیماید. bible_en_fa The stones of it are the place of sapphires: and it hath dust of gold. هنگامی که قانونی برای باران قرار داد، و راهی برای سهام رعد، bible_en_fa There is a path which no fowl knoweth, and which the vulture's eye hath not seen: آنگاه آن را دید و آن را بیان کرد. آن رامهیا ساخت و هم تفتیشش نمود.و به انسان گفت: اینک ترس خداوند حکمت است، و ازبدی اجتناب نمودن، فطانت می‌باشد.» bible_en_fa The lion's whelps have not trodden it, nor the fierce lion passed by it. و به انسان گفت: اینک ترس خداوند حکمت است، و ازبدی اجتناب نمودن، فطانت می‌باشد.» bible_en_fa He putteth forth his hand upon the rock; he overturneth the mountains by the roots. و ایوب باز مثل خود را آورده، گفت: bible_en_fa He cutteth out rivers among the rocks; and his eye seeth every precious thing. «کاش که من مثل ماههای پیش می‌بودم و مثل روزهایی که خدا مرا در آنها نگاه می‌داشت. bible_en_fa He bindeth the floods from overflowing; and the thing that is hid bringeth he forth to light. هنگامی که چراغ او بر سر من می‌تابید، و با نور او به تاریکی راه می‌رفتم. bible_en_fa But where shall wisdom be found? and where is the place of understanding? چنانکه در روزهای کامرانی خود می‌بودم، هنگامی که سر خدا بر خیمه من می‌ماند. bible_en_fa Man knoweth not the price thereof; neither is it found in the land of the living. وقتی که قادر مطلق هنوز با من می‌بود، و فرزندانم به اطراف من می‌بودند. bible_en_fa The depth saith, It is not in me: and the sea saith, It is not with me. حینی که قدمهای خود را باکره می‌شستم و صخره، نهرهای روغن را برای من می ریخت. bible_en_fa It cannot be gotten for gold, neither shall silver be weighed for the price thereof. چون به دروازه شهر بیرون می‌رفتم وکرسی خود را در چهار سوق حاضر می‌ساختم. bible_en_fa It cannot be valued with the gold of Ophir, with the precious onyx, or the sapphire. جوانان مرا دیده، خود را مخفی می‌ساختند، وپیران برخاسته، می‌ایستادند. bible_en_fa The gold and the crystal cannot equal it: and the exchange of it shall not be for jewels of fine gold. سروران از سخن‌گفتن بازمی ایستادند، و دست به دهان خودمی گذاشتند. bible_en_fa No mention shall be made of coral, or of pearls: for the price of wisdom is above rubies. آواز شریفان ساکت می‌شد وزبان به کام ایشان می‌چسبید. bible_en_fa The topaz of Ethiopia shall not equal it, neither shall it be valued with pure gold. زیرا گوشی که مرا می‌شنید، مرا خوشحال می‌خواند و چشمی که مرا می‌دید، برایم شهادت می‌داد. bible_en_fa Whence then cometh wisdom? and where is the place of understanding? زیرافقیری که استغاثه می‌کرد او را می‌رهانیدم، ویتیمی که نیز معاون نداشت. bible_en_fa Seeing it is hid from the eyes of all living, and kept close from the fowls of the air. برکت شخصی که در هلاکت بود، به من می‌رسید و دل بیوه‌زن راخوش می‌ساختم. bible_en_fa Destruction and death say, We have heard the fame thereof with our ears. عدالت را پوشیدم و مراملبس ساخت، و انصاف من مثل ردا و تاج بود. bible_en_fa God understandeth the way thereof, and he knoweth the place thereof. من به جهت کوران چشم بودم، و به جهت لنگان پای. bible_en_fa For he looketh to the ends of the earth, and seeth under the whole heaven; برای مسکینان پدر بودم، و دعوایی را که نمی دانستم، تفحص می‌کردم. bible_en_fa To make the weight for the winds; and he weigheth the waters by measure. دندانهای آسیای شریر را می‌شکستم و شکار را ازدندانهایش می‌ربودم. bible_en_fa When he made a decree for the rain, and a way for the lightning of the thunder: «و می‌گفتم، در آشیانه خود جان خواهم سپرد و ایام خویش را مثل عنقا طویل خواهم ساخت. bible_en_fa Then did he see it, and declare it; he prepared it, yea, and searched it out. ریشه من به سوی آبها کشیده خواهدگشت، و شبنم بر شاخه هایم ساکن خواهد شد. bible_en_fa And unto man he said, Behold, the fear of the Lord, that is wisdom; and to depart from evil is understanding. جلال من در من تازه خواهد شد، و کمانم دردستم نو خواهد ماند. bible_en_fa Moreover Job continued his parable, and said, مرا می‌شنیدند و انتظارمی کشیدند، و برای مشورت من ساکت می‌ماندند. bible_en_fa Oh that I were as in months past, as in the days when God preserved me; بعد از کلام من دیگر سخن نمی گفتند و قول من بر ایشان فرو می‌چکید. bible_en_fa When his candle shined upon my head, and when by his light I walked through darkness; و برای من مثل باران انتظار می‌کشیدند و دهان خویش را مثل باران آخرین باز می‌کردند. bible_en_fa As I was in the days of my youth, when the secret of God was upon my tabernacle; اگر بر ایشان می‌خندیدم باور نمی کردند، و نور چهره مرا تاریک نمی ساختند.راه را برای ایشان اختیار کرده، به ریاست می‌نشستم، و در میان لشکر، مثل پادشاه ساکن می‌بودم، و مثل کسی‌که نوحه‌گران را تسلی می‌بخشد. bible_en_fa When the Almighty was yet with me, when my children were about me; راه را برای ایشان اختیار کرده، به ریاست می‌نشستم، و در میان لشکر، مثل پادشاه ساکن می‌بودم، و مثل کسی‌که نوحه‌گران را تسلی می‌بخشد. bible_en_fa When I washed my steps with butter, and the rock poured me out rivers of oil; «و اما الان کسانی که از من خردسالترندبر من استهزا می‌کنند، که کراهت می‌داشتم از اینکه پدران ایشان را با سگان گله خود بگذارم. bible_en_fa When I went out to the gate through the city, when I prepared my seat in the street! قوت دستهای ایشان نیز برای من چه فایده داشت؟ کسانی که توانایی ایشان ضایع شده بود، bible_en_fa The young men saw me, and hid themselves: and the aged arose, and stood up. از احتیاج و قحطی بی‌تاب شده، زمین خشک را در ظلمت خرابی و ویرانی می‌خاییدند. bible_en_fa The princes refrained talking, and laid their hand on their mouth. خبازی را در میان بوته‌ها می‌چیدند، و ریشه شورگیاه نان ایشان بود. bible_en_fa The nobles held their peace, and their tongue cleaved to the roof of their mouth. از میان (مردمان ) رانده می‌شدند. از عقب ایشان مثل دزدان، هیاهومی کردند. bible_en_fa When the ear heard me, then it blessed me; and when the eye saw me, it gave witness to me: در گریوه های وادیها ساکن می‌شدند. در حفره های زمین و در صخره‌ها. bible_en_fa Because I delivered the poor that cried, and the fatherless, and him that had none to help him. در میان بوته‌ها عرعر می‌کردند، زیر خارها با هم جمع می‌شدند. bible_en_fa The blessing of him that was ready to perish came upon me: and I caused the widow's heart to sing for joy. ابنای احمقان و ابنای مردم بی‌نام، بیرون از زمین رانده می‌گردیدند. bible_en_fa I put on righteousness, and it clothed me: my judgment was as a robe and a diadem. و اما الان سرود ایشان شده‌ام و از برای ایشان ضرب‌المثل گردیده‌ام. bible_en_fa I was eyes to the blind, and feet was I to the lame. مرا مکروه داشته، از من دورمی شوند، و از آب دهان بر رویم انداختن، بازنمی ایستند. bible_en_fa I was a father to the poor: and the cause which I knew not I searched out. چونکه زه را بر من باز کرده، مرامبتلا ساخت. پس لگام را پیش رویم رها کردند. bible_en_fa And I brake the jaws of the wicked, and plucked the spoil out of his teeth. از طرف راست من انبوه عوام الناس برخاسته، پاهایم را از پیش در می‌برند، و راههای هلاکت خویش را بر من مهیا می‌سازند. bible_en_fa Then I said, I shall die in my nest, and I shall multiply my days as the sand. راه مرا خراب کرده، به اذیتم اقدام می‌نمایند، و خود معاونی ندارند. bible_en_fa My root was spread out by the waters, and the dew lay all night upon my branch. گویا از ثلمه های وسیع می‌آیند، و ازمیان خرابه‌ها بر من هجوم می‌آورند. bible_en_fa My glory was fresh in me, and my bow was renewed in my hand. ترسها برمن برگشته، آبروی مرا مثل باد تعاقب می‌کنند، و فیروزی من مثل ابر می‌گذرد. bible_en_fa Unto me men gave ear, and waited, and kept silence at my counsel. و الان جانم بر من ریخته شده است، و روزهای مصیبت، مرا گرفتارنموده است. bible_en_fa After my words they spake not again; and my speech dropped upon them. شبانگاه استخوانهایم در اندرون من سفته می‌شود، و پیهایم آرام ندارد. bible_en_fa And they waited for me as for the rain; and they opened their mouth wide as for the latter rain. ازشدت سختی لباسم متغیر شده است، و مرا مثل گریبان پیراهنم تنگ می‌گیرد. bible_en_fa If I laughed on them, they believed it not; and the light of my countenance they cast not down. مرا در گل انداخته است، که مثل خاک و خاکستر گردیده‌ام. bible_en_fa I chose out their way, and sat chief, and dwelt as a king in the army, as one that comforteth the mourners. «نزد تو تضرع می‌نمایم و مرا مستجاب نمی کنی، و برمی خیزم و بر من نظر نمی اندازی. bible_en_fa But now they that are younger than I have me in derision, whose fathers I would have disdained to have set with the dogs of my flock. خویشتن را متبدل ساخته، بر من بیرحم شده‌ای، با قوت دست خود به من جفا می‌نمایی. bible_en_fa Yea, whereto might the strength of their hands profit me, in whom old age was perished? مرا به باد برداشته، برآن سوار گردانیدی، و مرادر تندباد پراکنده ساختی. bible_en_fa For want and famine they were solitary; fleeing into the wilderness in former time desolate and waste. زیرا می‌دانم که مرابه موت باز خواهی گردانید، و به خانه‌ای که برای همه زندگان معین است. bible_en_fa Who cut up mallows by the bushes, and juniper roots for their meat. یقین بر توده ویران دست خود را دراز نخواهد کرد، و چون کسی دربلا گرفتار شود، آیا به این سبب استغاثه نمی کند؟ bible_en_fa They were driven forth from among men, (they cried after them as after a thief;) آیا برای هر مستمندی گریه نمی کردم، و دلم به جهت مسکین رنجیده نمی شد. bible_en_fa To dwell in the clifts of the valleys, in caves of the earth, and in the rocks. لکن چون امید نیکویی داشتم بدی آمد، و چون انتظار نورکشیدم ظلمت رسید. bible_en_fa Among the bushes they brayed; under the nettles they were gathered together. احشایم می‌جوشد وآرام نمی گیرد، و روزهای مصیبت مرا درگرفته است. bible_en_fa They were children of fools, yea, children of base men: they were viler than the earth. ماتم‌کنان بی‌آفتاب گردش می‌کنم و درجماعت برخاسته، تضرع می‌نمایم. bible_en_fa And now am I their song, yea, I am their byword. برادرشغالان شده‌ام، و رفیق شترمرغ گردیده‌ام. bible_en_fa They abhor me, they flee far from me, and spare not to spit in my face. پوست من سیاه گشته، از من می‌ریزد، واستخوانهایم از حرارت سوخته گردیده است.بربط من به نوحه گری مبدل شده و نای من به آواز گریه کنندگان. bible_en_fa Because he hath loosed my cord, and afflicted me, they have also let loose the bridle before me. بربط من به نوحه گری مبدل شده و نای من به آواز گریه کنندگان. bible_en_fa Upon my right hand rise the youth; they push away my feet, and they raise up against me the ways of their destruction. «با چشمان خود عهد بسته‌ام، پس چگونه بر دوشیزه‌ای نظر افکنم؟ bible_en_fa They mar my path, they set forward my calamity, they have no helper. زیراقسمت خدا از اعلی چیست؟ و نصیب قادرمطلق، از اعلی علیین؟ bible_en_fa They came upon me as a wide breaking in of waters: in the desolation they rolled themselves upon me. آیا آن برای شریران هلاکت نیست؟ و به جهت عاملان بدی مصیبت نی؟ bible_en_fa Terrors are turned upon me: they pursue my soul as the wind: and my welfare passeth away as a cloud. آیا او راههای مرا نمی بیند؟ و جمیع قدمهایم را نمی شمارد؟ bible_en_fa And now my soul is poured out upon me; the days of affliction have taken hold upon me. اگر با دروغ راه می‌رفتم یا پایهایم با فریب می‌شتابید، bible_en_fa My bones are pierced in me in the night season: and my sinews take no rest. مرا به میزان عدالت بسنجد، تا خدا کاملیت مرا بداند. bible_en_fa By the great force of my disease is my garment changed: it bindeth me about as the collar of my coat. اگرقدمهایم از طریق آواره گردیده، و قلبم در‌پی چشمانم رفته، و لکه‌ای به‌دستهایم چسبیده باشد، bible_en_fa He hath cast me into the mire, and I am become like dust and ashes. پس من کشت کنم و دیگری بخورد، ومحصول من از ریشه‌کنده شود. bible_en_fa I cry unto thee, and thou dost not hear me: I stand up, and thou regardest me not. اگر قلبم به زنی فریفته شده، یا نزد در همسایه خود در کمین نشسته باشم، bible_en_fa Thou art become cruel to me: with thy strong hand thou opposest thyself against me. پس زن من برای شخصی دیگرآسیا کند، و دیگران بر او خم شوند. bible_en_fa Thou liftest me up to the wind; thou causest me to ride upon it, and dissolvest my substance. زیرا که آن قباحت می‌بود و تقصیری سزاوار حکم داوران. bible_en_fa For I know that thou wilt bring me to death, and to the house appointed for all living. چونکه این آتشی می‌بود که تا ابدون می‌سوزانید، و تمامی محصول مرا از ریشه می‌کند. bible_en_fa Howbeit he will not stretch out his hand to the grave, though they cry in his destruction. اگر دعوی بنده و کنیز خود را ردمی کردم، هنگامی که بر من مدعی می‌شدند. bible_en_fa Did not I weep for him that was in trouble? was not my soul grieved for the poor? پس چون خدا به ضد من برخیزد چه خواهم کرد؟ و هنگامی که تفتیش نماید به او چه جواب خواهم داد؟ bible_en_fa When I looked for good, then evil came unto me: and when I waited for light, there came darkness. آیا آن کس که مرا در رحم آفریداو را نیز نیافرید؟ و آیا کس واحد، ما را در رحم نسرشت؟ bible_en_fa My bowels boiled, and rested not: the days of affliction prevented me. «اگر مراد مسکینان را از ایشان منع نموده باشم، و چشمان بیوه‌زنان را تار گردانیده، bible_en_fa I went mourning without the sun: I stood up, and I cried in the congregation. اگرلقمه خود را به تنهایی خورده باشم، و یتیم از آن تناول ننموده، bible_en_fa I am a brother to dragons, and a companion to owls. و حال آنکه او از جوانیم با من مثل پدر پرورش می‌یافت، و از بطن مادرم بیوه‌زن را رهبری می‌نمودم. bible_en_fa My skin is black upon me, and my bones are burned with heat. اگر کسی را از برهنگی هلاک دیده باشم، و مسکین را بدون پوشش، bible_en_fa My harp also is turned to mourning, and my organ into the voice of them that weep. اگر کمرهای او مرا برکت نداده باشد، و از پشم گوسفندان من گرم نشده، bible_en_fa I made a covenant with mine eyes; why then should I think upon a maid? اگر دست خود را بر یتیم بلند کرده باشم، هنگامی که اعانت خود را دردروازه می‌دیدم، bible_en_fa For what portion of God is there from above? and what inheritance of the Almighty from on high? پس بازوی من از کتفم بیفتد، و ساعدم از قلم آن شکسته شود. bible_en_fa Is not destruction to the wicked? and a strange punishment to the workers of iniquity? زیرا که هلاکت از خدا برای من ترس می‌بود و به‌سبب کبریایی او توانایی نداشتم. bible_en_fa Doth not he see my ways, and count all my steps? اگر طلا را امیدخود می‌ساختم و به زر خالص می‌گفتم تو اعتمادمن هستی، bible_en_fa If I have walked with vanity, or if my foot hath hasted to deceit; اگر از فراوانی دولت خویش شادی می‌نمودم، و از اینکه دست من بسیار کسب نموده بود، bible_en_fa Let me be weighed in an even balance, that God may know mine integrity. اگر چون آفتاب می‌تابید بر آن نظرمی کردم و بر ماه، هنگامی که با درخشندگی سیرمی کرد. bible_en_fa If my step hath turned out of the way, and mine heart walked after mine eyes, and if any blot hath cleaved to mine hands; و دل من خفیه فریفته می‌شد و دهانم دستم را می‌بوسید. bible_en_fa Then let me sow, and let another eat; yea, let my offspring be rooted out. این نیز گناهی مستوجب قصاص می‌بود زیرا خدای متعال را منکرمی شدم. bible_en_fa If mine heart have been deceived by a woman, or if I have laid wait at my neighbour's door; اگر از مصیبت دشمن خود شادی می‌کردم یا حینی که بلا به او عارض می‌شد وجدمی نمودم، bible_en_fa Then let my wife grind unto another, and let others bow down upon her. و حال آنکه زبان خود را از گناه ورزیدن بازداشته، بر جان او لعنت را سوال ننمودم. bible_en_fa For this is an heinous crime; yea, it is an iniquity to be punished by the judges. اگر اهل خیمه من نمی گفتند: کیست که از گوشت او سیر نشده باشد، bible_en_fa For it is a fire that consumeth to destruction, and would root out all mine increase. غریب درکوچه شب را به‌سر نمی برد و در خود را به روی مسافر می‌گشودم. bible_en_fa If I did despise the cause of my manservant or of my maidservant, when they contended with me; اگر مثل آدم، تقصیر خود رامی پوشانیدم و عصیان خویش را در سینه خودمخفی می‌ساختم، bible_en_fa What then shall I do when God riseth up? and when he visiteth, what shall I answer him? از این جهت که از انبوه کثیرمی ترسیدم و اهانت قبایل مرا هراسان می‌ساخت، پس ساکت مانده، از در خود بیرون نمی رفتم. bible_en_fa Did not he that made me in the womb make him? and did not one fashion us in the womb? کاش کسی بود که مرا می‌شنید، اینک امضای من حاضر است. پس قادر مطلق مرا جواب دهد. و اینک کتابتی که مدعی من نوشته است. bible_en_fa If I have withheld the poor from their desire, or have caused the eyes of the widow to fail; یقین که آن را بر دوش خود برمی داشتم و مثل تاج برخود می‌بستم. bible_en_fa Or have eaten my morsel myself alone, and the fatherless hath not eaten thereof; شماره قدمهای خود را برای اوبیان می‌کردم و مثل امیری به او تقرب می‌جستم. bible_en_fa (For from my youth he was brought up with me, as with a father, and I have guided her from my mother's womb;) اگر زمین من بر من فریاد می‌کرد و مرزهایش با هم گریه می‌کردند، bible_en_fa If I have seen any perish for want of clothing, or any poor without covering; اگر محصولاتش را بدون قیمت می‌خوردم و جان مالکانش را تلف می‌نمودم،پس خارها به عوض گندم وکرکاس به عوض جو بروید.»سخنان ایوب تمام شد. bible_en_fa If his loins have not blessed me, and if he were not warmed with the fleece of my sheep; پس خارها به عوض گندم وکرکاس به عوض جو بروید.»سخنان ایوب تمام شد. bible_en_fa If I have lifted up my hand against the fatherless, when I saw my help in the gate: پس آن سه مرد از جواب دادن به ایوب باز ماندند چونکه او در نظر خود عادل بود. bible_en_fa Then let mine arm fall from my shoulder blade, and mine arm be broken from the bone. آنگاه خشم الیهو ابن برکئیل بوزی که ازقبیله رام بود مشتعل شد، و غضبش بر ایوب افروخته گردید، از این جهت که خویشتن را ازخدا عادلتر می‌نمود. bible_en_fa For destruction from God was a terror to me, and by reason of his highness I could not endure. و خشمش بر سه رفیق خود افروخته گردید، از این جهت که هر‌چندجواب نمی یافتند، اما ایوب را مجرم می‌شمردند. bible_en_fa If I have made gold my hope, or have said to the fine gold, Thou art my confidence; و الیهو از سخن‌گفتن با ایوب درنگ نموده بود زیرا که ایشان در عمر، از وی بزرگتربودند. bible_en_fa If I rejoiced because my wealth was great, and because mine hand had gotten much; اما چون الیهو دید که به زبان آن سه مردجوابی نیست، پس خشمش افروخته شد. bible_en_fa If I beheld the sun when it shined, or the moon walking in brightness; و الیهو ابن برکئیل بوزی به سخن آمده، گفت: «من در عمر صغیر هستم، و شما موسفید. بنابراین ترسیده، جرات نکردم که رای خود را برای شمابیان کنم. bible_en_fa And my heart hath been secretly enticed, or my mouth hath kissed my hand: و گفتم روزها سخن گوید، و کثرت سالها، حکمت را اعلام نماید. bible_en_fa This also were an iniquity to be punished by the judge: for I should have denied the God that is above. لیکن در انسان روحی هست، و نفخه قادرمطلق، ایشان را فطانت می‌بخشد. bible_en_fa If I rejoiced at the destruction of him that hated me, or lifted up myself when evil found him: بزرگان نیستند که حکمت دارند، و نه پیران که انصاف را می‌فهمند. bible_en_fa Neither have I suffered my mouth to sin by wishing a curse to his soul. بنابراین می‌گویم که مرا بشنو. و من نیز رای خود را بیان خواهم نمود. bible_en_fa If the men of my tabernacle said not, Oh that we had of his flesh! we cannot be satisfied. اینک از سخن‌گفتن با شما درنگ نمودم، و براهین شما را گوش گرفتم. تا سخنان را کاوش گردید. bible_en_fa The stranger did not lodge in the street: but I opened my doors to the traveller. و من در شما تامل نمودم و اینک کسی از شما نبود که ایوب را ملزم سازد. یا سخنان او را جواب دهد. bible_en_fa If I covered my transgressions as Adam, by hiding mine iniquity in my bosom: مبادا بگویید که حکمت رادریافت نموده‌ایم، خدا او را مغلوب می‌سازد و نه انسان. bible_en_fa Did I fear a great multitude, or did the contempt of families terrify me, that I kept silence, and went not out of the door? زیرا که سخنان خود را به ضد من ترتیب نداده است، و به سخنان شما او را جواب نخواهم داد. bible_en_fa Oh that one would hear me! behold, my desire is, that the Almighty would answer me, and that mine adversary had written a book. ایشان حیران شده، دیگر جواب ندادند، وسخن از ایشان منقطع شد. bible_en_fa Surely I would take it upon my shoulder, and bind it as a crown to me. پس آیا من انتظاربکشم چونکه سخن نمی گویند؟ و ساکت شده، دیگر جواب نمی دهند؟ bible_en_fa I would declare unto him the number of my steps; as a prince would I go near unto him. پس من نیز از حصه خود جواب خواهم داد، و من نیز رای خود رابیان خواهم نمود. bible_en_fa If my land cry against me, or that the furrows likewise thereof complain; زیرا که از سخنان، مملوهستم. و روح باطن من، مرا به تنگ می‌آورد. bible_en_fa If I have eaten the fruits thereof without money, or have caused the owners thereof to lose their life: اینک دل من مثل شرابی است که مفتوح نشده باشد، و مثل مشکهای تازه نزدیک است بترکد. bible_en_fa Let thistles grow instead of wheat, and cockle instead of barley. The words of Job are ended. سخن خواهم راند تا راحت یابم و لبهای خودرا گشوده، جواب خواهم داد. bible_en_fa So these three men ceased to answer Job, because he was righteous in his own eyes. حاشا از من که طرفداری نمایم و به احدی کلام تملق‌آمیز گویم.چونکه به گفتن سخنان تملق‌آمیز عارف نیستم. والا خالقم مرا به زودی خواهد برداشت. bible_en_fa Then was kindled the wrath of Elihu the son of Barachel the Buzite, of the kindred of Ram: against Job was his wrath kindled, because he justified himself rather than God. چونکه به گفتن سخنان تملق‌آمیز عارف نیستم. والا خالقم مرا به زودی خواهد برداشت. bible_en_fa Also against his three friends was his wrath kindled, because they had found no answer, and yet had condemned Job. «لیکن‌ای ایوب، سخنان مرا استماع نما. و به تمامی کلام من گوش بگیر. bible_en_fa Now Elihu had waited till Job had spoken, because they were elder than he. اینک الان دهان خود را گشودم، و زبانم در کامم متکلم شد. bible_en_fa When Elihu saw that there was no answer in the mouth of these three men, then his wrath was kindled. کلام من موافق راستی قلبم خواهدبود. و لبهایم به معرفت خالص تنطق خواهدنمود. bible_en_fa And Elihu the son of Barachel the Buzite answered and said, I am young, and ye are very old; wherefore I was afraid, and durst not shew you mine opinion. روح خدا مرا آفریده، و نفخه قادرمطلق مرا زنده ساخته است. bible_en_fa I said, Days should speak, and multitude of years should teach wisdom. اگر می‌توانی مرا جواب ده، و پیش روی من، کلام را ترتیب داده بایست. bible_en_fa But there is a spirit in man: and the inspiration of the Almighty giveth them understanding. اینک من مثل تو از خدا هستم. و من نیز از گل سرشته شده‌ام. bible_en_fa Great men are not always wise: neither do the aged understand judgment. اینک هیبت من تو را نخواهدترسانید، و وقار من بر تو سنگین نخواهد شد. bible_en_fa Therefore I said, Hearken to me; I also will shew mine opinion. «یقین در گوش من سخن گفتی و آواز کلام تو را شنیدم bible_en_fa Behold, I waited for your words; I gave ear to your reasons, whilst ye searched out what to say. که گفتی من زکی و بی‌تقصیر هستم. من پاک هستم و در من گناهی نیست. bible_en_fa Yea, I attended unto you, and, behold, there was none of you that convinced Job, or that answered his words: اینک او علتها برمن می‌جوید. و مرا دشمن خودمی شمارد. bible_en_fa Lest ye should say, We have found out wisdom: God thrusteth him down, not man. پایهایم را در کنده می‌گذارد و همه راههایم را مراقبت می‌نماید. bible_en_fa Now he hath not directed his words against me: neither will I answer him with your speeches. هان در این امر توصادق نیستی. من تو را جواب می‌دهم، زیرا خدااز انسان بزرگتر است. bible_en_fa They were amazed, they answered no more: they left off speaking. چرا با او معارضه می‌نمایی، از این جهت که از همه اعمال خوداطلاع نمی دهد؟ bible_en_fa When I had waited, (for they spake not, but stood still, and answered no more;) زیرا خدا یک دفعه تکلم می‌کند، بلکه دو دفعه و انسان ملاحظه نمی نماید. bible_en_fa I said, I will answer also my part, I also will shew mine opinion. در خواب، در رویای شب، چون خواب سنگین بر انسان مستولی می‌شود، حینی که دربستر خود در خواب می‌باشد. bible_en_fa For I am full of matter, the spirit within me constraineth me. آنگاه گوشهای انسان را می‌گشاید و تادیب ایشان را ختم می‌سازد. bible_en_fa Behold, my belly is as wine which hath no vent; it is ready to burst like new bottles. تا انسان را از اعمالش برگرداند وتکبر را از مردمان بپوشاند. bible_en_fa I will speak, that I may be refreshed: I will open my lips and answer. جان او را از حفره نگاه می‌دارد و حیات او را از هلاکت شمشیر. bible_en_fa Let me not, I pray you, accept any man's person, neither let me give flattering titles unto man. بادرد در بستر خود سرزنش می‌یابد، و اضطراب دایمی در استخوانهای وی است. bible_en_fa For I know not to give flattering titles; in so doing my maker would soon take me away. پس جان اونان را مکروه می‌دارد و نفس او خوراک لطیف را. bible_en_fa Wherefore, Job, I pray thee, hear my speeches, and hearken to all my words. گوشت او چنان فرسوده شد که دیده نمی شودو استخوانهای وی که دیده نمی شد برهنه گردیده است. bible_en_fa Behold, now I have opened my mouth, my tongue hath spoken in my mouth. جان او به حفره نزدیک می‌شود و حیات او به هلاک کنندگان. bible_en_fa My words shall be of the uprightness of my heart: and my lips shall utter knowledge clearly. «اگر برای وی یکی به منزله هزار فرشته یامتوسطی باشد، تا آنچه را که برای انسان راست است به وی اعلان نماید، bible_en_fa The Spirit of God hath made me, and the breath of the Almighty hath given me life. آنگاه بر او ترحم نموده، خواهد گفت: او را از فرو رفتن به هاویه برهان، من کفاره‌ای پیدا نموده‌ام. bible_en_fa If thou canst answer me, set thy words in order before me, stand up. گوشت او ازگوشت طفل لطیف تر خواهد شد. و به ایام جوانی خود خواهد برگشت. bible_en_fa Behold, I am according to thy wish in God's stead: I also am formed out of the clay. نزد خدا دعا کرده، او رامستجاب خواهد فرمود، و روی او را با شادمانی خواهد دید. و عدالت انسان را به او رد خواهدنمود. bible_en_fa Behold, my terror shall not make thee afraid, neither shall my hand be heavy upon thee. پس در میان مردمان سرود خوانده، خواهد گفت: گناه کردم و راستی را منحرف ساختم، و مکافات آن به من نرسید. bible_en_fa Surely thou hast spoken in mine hearing, and I have heard the voice of thy words, saying, نفس مرا ازفرورفتن به هاویه فدیه داد، و جان من، نور رامشاهده می‌کند. bible_en_fa I am clean without transgression, I am innocent; neither is there iniquity in me. اینک همه این چیزها را خدابه عمل می‌آورد، دو دفعه و سه دفعه با انسان. bible_en_fa Behold, he findeth occasions against me, he counteth me for his enemy, تا جان او را از هلاکت برگرداند و او را از نورزندگان، منور سازد. bible_en_fa He putteth my feet in the stocks, he marketh all my paths. ‌ای ایوب متوجه شده، مرااستماع نما، و خاموش باش تا من سخن رانم. bible_en_fa Behold, in this thou art not just: I will answer thee, that God is greater than man. اگر سخنی داری به من جواب بده، متکلم شوزیرا می‌خواهم تو را مبری سازم.و اگر نه، تومرا بشنو. خاموش باش تا حکمت را به تو تعلیم دهم.» bible_en_fa Why dost thou strive against him? for he giveth not account of any of his matters. و اگر نه، تومرا بشنو. خاموش باش تا حکمت را به تو تعلیم دهم.» bible_en_fa For God speaketh once, yea twice, yet man perceiveth it not. پس الیهو تکلم نموده، گفت: bible_en_fa In a dream, in a vision of the night, when deep sleep falleth upon men, in slumberings upon the bed; «ای حکیمان سخنان مرا بشنوید، و‌ای عارفان، به من گوش گیرید. bible_en_fa Then he openeth the ears of men, and sealeth their instruction, زیرا گوش، سخنان را امتحان می‌کند، چنانکه کام، طعام را ذوق می‌نماید. bible_en_fa That he may withdraw man from his purpose, and hide pride from man. انصاف را برای خود اختیار کنیم، و درمیان خود نیکویی را بفهمیم. bible_en_fa He keepeth back his soul from the pit, and his life from perishing by the sword. چونکه ایوب گفته است که بی‌گناه هستم. و خدا داد مرا از من برداشته است. bible_en_fa He is chastened also with pain upon his bed, and the multitude of his bones with strong pain: هرچند انصاف با من است دروغگو شمرده شده‌ام، و هرچند بی‌تقصیرم، جراحت من علاج ناپذیر است. bible_en_fa So that his life abhorreth bread, and his soul dainty meat. کدام شخص مثل ایوب است که سخریه را مثل آب می‌نوشد bible_en_fa His flesh is consumed away, that it cannot be seen; and his bones that were not seen stick out. که در رفاقت بدکاران سالک می‌شود، و با مردان شریر رفتار می‌نماید. bible_en_fa Yea, his soul draweth near unto the grave, and his life to the destroyers. زیرا گفته است انسان رافایده‌ای نیست که رضامندی خدا را بجوید. bible_en_fa If there be a messenger with him, an interpreter, one among a thousand, to shew unto man his uprightness: پس الان‌ای صاحبان فطانت مرا بشنوید، حاشااز خدا که بدی کند. و از قادرمطلق، که ظلم نماید. bible_en_fa Then he is gracious unto him, and saith, Deliver him from going down to the pit: I have found a ransom. زیرا که انسان را به حسب عملش مکافات می‌دهد، و بر هرکس موافق راهش می‌رساند. bible_en_fa His flesh shall be fresher than a child's: he shall return to the days of his youth: وبه درستی که خدا بدی نمی کند، و قادر مطلق انصاف را منحرف نمی سازد. bible_en_fa He shall pray unto God, and he will be favourable unto him: and he shall see his face with joy: for he will render unto man his righteousness. کیست که زمین رابه او تفویض نموده، و کیست که تمامی ربع مسکون را به او سپرده باشد. bible_en_fa He looketh upon men, and if any say, I have sinned, and perverted that which was right, and it profited me not; اگر او دل خود رابه وی مشغول سازد، اگر روح و نفخه خویش رانزد خود بازگیرد، bible_en_fa He will deliver his soul from going into the pit, and his life shall see the light. تمامی بشر با هم هلاک می‌شوند و انسان به خاک راجع می‌گردد. bible_en_fa Lo, all these things worketh God oftentimes with man, پس اگر فهم داری این را بشنو، و به آواز کلام من گوش ده. bible_en_fa To bring back his soul from the pit, to be enlightened with the light of the living. آیا کسی‌که از انصاف نفرت دارد سلطنت خواهد نمود؟ و آیا عادل کبیر را به گناه اسنادمی دهی؟ bible_en_fa Mark well, O Job, hearken unto me: hold thy peace, and I will speak. آیا به پادشاه گفته می‌شود که لئیم هستی، یا به نجیبان که شریر می‌باشید؟ bible_en_fa If thou hast any thing to say, answer me: speak, for I desire to justify thee. پس چگونه به آنکه امیران را طرفداری نمی نماید ودولتمند را بر فقیر ترجیح نمی دهد. زیرا که جمیع ایشان عمل دستهای وی‌اند. bible_en_fa If not, hearken unto me: hold thy peace, and I shall teach thee wisdom. درلحظه‌ای در نصف شب می‌میرند. قوم مشوش شده، می‌گذرند، و زورآوران بی‌واسطه دست انسان هلاک می‌شوند. bible_en_fa Furthermore Elihu answered and said, «زیرا چشمان او بر راههای انسان می‌باشد، و تمامی قدمهایش را می‌نگرد. bible_en_fa Hear my words, O ye wise men; and give ear unto me, ye that have knowledge. ظلمتی نیست و سایه موت نی، که خطاکاران خویشتن را درآن پنهان نمایند. bible_en_fa For the ear trieth words, as the mouth tasteth meat. زیرا اندک زمانی بر احدی تامل نمی کند تا او پیش خدا به محاکمه بیاید. bible_en_fa Let us choose to us judgment: let us know among ourselves what is good. زورآوران را بدون تفحص خرد می‌کند، ودیگران را به‌جای ایشان قرار می‌دهد. bible_en_fa For Job hath said, I am righteous: and God hath taken away my judgment. هرآینه اعمال ایشان را تشخیص می‌نماید، و شبانگاه ایشان را واژگون می‌سازد تا هلاک شوند. bible_en_fa Should I lie against my right? my wound is incurable without transgression. به‌جای شریران ایشان را می‌زند، در مکان نظرکنندگان. bible_en_fa What man is like Job, who drinketh up scorning like water? از آن جهت که از متابعت اومنحرف شدند، و در همه طریقهای وی تامل ننمودند. bible_en_fa Which goeth in company with the workers of iniquity, and walketh with wicked men. تا فریاد فقیر را به او برسانند، و اوفغان مسکینان را بشنود. bible_en_fa For he hath said, It profiteth a man nothing that he should delight himself with God. چون او آرامی دهدکیست که در اضطراب اندازد، و چون روی خودرا بپوشاند کیست که او را تواند دید. خواه به امتی خواه به انسانی مساوی است، bible_en_fa Therefore hearken unto me, ye men of understanding: far be it from God, that he should do wickedness; and from the Almighty, that he should commit iniquity. تا مردمان فاجرسلطنت ننمایند و قوم را به دام گرفتار نسازند. bible_en_fa For the work of a man shall he render unto him, and cause every man to find according to his ways. لیکن آیا کسی هست که به خدا بگوید: سزایافتم، دیگر عصیان نخواهم ورزید. bible_en_fa Yea, surely God will not do wickedly, neither will the Almighty pervert judgment. و آنچه راکه نمی بینم تو به من بیاموز، و اگر گناه کردم باردیگر نخواهم نمود. bible_en_fa Who hath given him a charge over the earth? or who hath disposed the whole world? آیا برحسب رای تو جزاداده، خواهد گفت: چونکه تو رد می‌کنی پس تواختیار کن و نه من. و آنچه صواب می‌دانی بگو. bible_en_fa If he set his heart upon man, if he gather unto himself his spirit and his breath; صاحبان فطانت به من خواهند گفت، بلکه هرمرد حکیمی که مرا می‌شنود bible_en_fa All flesh shall perish together, and man shall turn again unto dust. که ایوب بدون معرفت حرف می‌زند و کلام او از روی تعقل نیست. bible_en_fa If now thou hast understanding, hear this: hearken to the voice of my words. کاش که ایوب تا به آخر آزموده شود، زیرا که مثل شریران جواب می‌دهد.چونکه برگناه خود طغیان را مزید می‌کند و در میان مادستک می‌زند و به ضد خدا سخنان بسیارمی گوید.» bible_en_fa Shall even he that hateth right govern? and wilt thou condemn him that is most just? چونکه برگناه خود طغیان را مزید می‌کند و در میان مادستک می‌زند و به ضد خدا سخنان بسیارمی گوید.» bible_en_fa Is it fit to say to a king, Thou art wicked? and to princes, Ye are ungodly? و الِیهو باز متكلّم‌ شده‌، گفت‌: bible_en_fa How much less to him that accepteth not the persons of princes, nor regardeth the rich more than the poor? for they all are the work of his hands. «آیا این را انصاف می‌شماری که گفتی من از خدا عادل تر هستم؟ bible_en_fa In a moment shall they die, and the people shall be troubled at midnight, and pass away: and the mighty shall be taken away without hand. زیرا گفته‌ای برای توچه فایده خواهد شد، و به چه چیز بیشتر از گناهم منفعت خواهم یافت. bible_en_fa For his eyes are upon the ways of man, and he seeth all his goings. من تو را جواب می‌گویم ورفقایت را با تو. bible_en_fa There is no darkness, nor shadow of death, where the workers of iniquity may hide themselves. به سوی آسمانها نظر کن و ببین وافلاک را ملاحظه نما که از تو بلندترند. bible_en_fa For he will not lay upon man more than right; that he should enter into judgment with God. اگر گناه کردی به او چه رسانیدی؟ و اگر تقصیرهای تو بسیار شد برای وی چه کردی؟ bible_en_fa He shall break in pieces mighty men without number, and set others in their stead. اگر بی‌گناه شدی به او چه بخشیدی؟ و یا از دست تو چه چیز را گرفته است؟ bible_en_fa Therefore he knoweth their works, and he overturneth them in the night, so that they are destroyed. شرارت تو به مردی چون تو (ضرر می‌رساند) و عدالت تو به بنی آدم (فایده می‌رساند). bible_en_fa He striketh them as wicked men in the open sight of others; از کثرت ظلمها فریاد برمی آورند واز دست زورآوران استغاثه می‌کنند، bible_en_fa Because they turned back from him, and would not consider any of his ways: و کسی نمی گوید که خدای آفریننده من کجا است که شبانگاه سرودها می‌بخشد bible_en_fa So that they cause the cry of the poor to come unto him, and he heareth the cry of the afflicted. و ما را از بهایم زمین تعلیم می‌دهد، و از پرندگان آسمان حکمت می‌بخشد. bible_en_fa When he giveth quietness, who then can make trouble? and when he hideth his face, who then can behold him? whether it be done against a nation, or against a man only: پس به‌سبب تکبر شریران فریادمی کنند اما او اجابت نمی نماید، bible_en_fa That the hypocrite reign not, lest the people be ensnared. زیرا خدابطالت را نمی شنود و قادر مطلق برآن ملاحظه نمی فرماید. bible_en_fa Surely it is meet to be said unto God, I have borne chastisement, I will not offend any more: هرچند می‌گویی که او رانمی بینم، لیکن دعوی در حضور وی است پس منتظر او باش. bible_en_fa That which I see not teach thou me: if I have done iniquity, I will do no more. و اما الان از این سبب که درغضب خویش مطالبه نمی کند و به کثرت گناه اعتنا نمی نماید،از این جهت ایوب دهان خودرا به بطالت می‌گشاید و بدون معرفت سخنان بسیار می‌گوید.» bible_en_fa Should it be according to thy mind? he will recompense it, whether thou refuse, or whether thou choose; and not I: therefore speak what thou knowest. از این جهت ایوب دهان خودرا به بطالت می‌گشاید و بدون معرفت سخنان بسیار می‌گوید.» bible_en_fa Let men of understanding tell me, and let a wise man hearken unto me. و الیهو باز‌گفت: bible_en_fa Job hath spoken without knowledge, and his words were without wisdom. «برای من‌اندکی صبرکن تا تو را اعلام نمایم، زیرا از برای خدا هنوز سخنی باقی است. bible_en_fa My desire is that Job may be tried unto the end because of his answers for wicked men. علم خود را از دورخواهم آورد و به خالق خویش، عدالت راتوصیف خواهم نمود. bible_en_fa For he addeth rebellion unto his sin, he clappeth his hands among us, and multiplieth his words against God. چونکه حقیقت کلام من دروغ نیست، و آنکه در علم کامل است نزد توحاضر است. bible_en_fa Elihu spake moreover, and said, اینک خدا قدیر است و کسی رااهانت نمی کند و در قوت عقل قادر است. bible_en_fa Thinkest thou this to be right, that thou saidst, My righteousness is more than God's? شریررا زنده نگاه نمی دارد و داد مسکینان را می‌دهد. bible_en_fa For thou saidst, What advantage will it be unto thee? and, What profit shall I have, if I be cleansed from my sin? چشمان خود را از عادلان برنمی گرداند، بلکه ایشان را با پادشاهان بر کرسی تا به ابد می‌نشاند، پس سرافراشته می‌شوند. bible_en_fa I will answer thee, and thy companions with thee. اما هرگاه به زنجیرهابسته شوند، و به بندهای مصیبت گرفتار گردند، bible_en_fa Look unto the heavens, and see; and behold the clouds which are higher than thou. آنگاه اعمال ایشان را به ایشان می‌نمایاند وتقصیرهای ایشان را از اینکه تکبر نموده‌اند، bible_en_fa If thou sinnest, what doest thou against him? or if thy transgressions be multiplied, what doest thou unto him? وگوشهای ایشان را برای تادیب باز می‌کند، و امرمی فرماید تا از گناه بازگشت نمایند. bible_en_fa If thou be righteous, what givest thou him? or what receiveth he of thine hand? پس اگربشنوند و او را عبادت نمایند، ایام خویش را درسعادت بسر خواهند برد، و سالهای خود را درشادمانی. bible_en_fa Thy wickedness may hurt a man as thou art; and thy righteousness may profit the son of man. و اما اگر نشنوند از تیغ خواهند افتاد، و بدون معرفت، جان را خواهند سپرد. bible_en_fa By reason of the multitude of oppressions they make the oppressed to cry: they cry out by reason of the arm of the mighty. اماآنانی که در دل، فاجرند غضب را ذخیره می‌نمایند، و چون ایشان را می‌بندد استغاثه نمی نمایند. bible_en_fa But none saith, Where is God my maker, who giveth songs in the night; ایشان در عنفوان جوانی می‌میرندو حیات ایشان با فاسقان (تلف می‌شود). bible_en_fa Who teacheth us more than the beasts of the earth, and maketh us wiser than the fowls of heaven? مصیبت کشان را به مصیبت ایشان نجات می‌بخشد و گوش ایشان را در تنگی باز می‌کند. bible_en_fa There they cry, but none giveth answer, because of the pride of evil men. «پس تو را نیز از دهان مصیبت بیرون می‌آورد، در مکان وسیع که در آن تنگی نمی بود وزاد سفره تو از فربهی مملو می‌شد، bible_en_fa Surely God will not hear vanity, neither will the Almighty regard it. و تو ازداوری شریر پر هستی، لیکن داوری و انصاف باهم ملتصقند. bible_en_fa Although thou sayest thou shalt not see him, yet judgment is before him; therefore trust thou in him. باحذر باش مبادا خشم تو را به تعدی ببرد، و زیادتی کفاره تو را منحرف سازد. bible_en_fa But now, because it is not so, he hath visited in his anger; yet he knoweth it not in great extremity: آیا او دولت تو را به حساب خواهد آورد؟ نی، نه طلا و نه تمامی قوای توانگری را. bible_en_fa Therefore doth Job open his mouth in vain; he multiplieth words without knowledge. برای شب آرزومند مباش، که امت‌ها را از جای ایشان می‌برد. bible_en_fa Elihu also proceeded, and said, با حذر باش که به گناه مایل نشوی، زیرا که تو آن را بر مصیبت ترجیح داده‌ای. bible_en_fa Suffer me a little, and I will shew thee that I have yet to speak on God's behalf. اینک خدا در قوت خود متعال می‌باشد. کیست که مثل او تعلیم بدهد؟ bible_en_fa I will fetch my knowledge from afar, and will ascribe righteousness to my Maker. کیست که طریق او را به او تفویض کرده باشد؟ و کیست که بگویدتو بی‌انصافی نموده‌ای؟ bible_en_fa For truly my words shall not be false: he that is perfect in knowledge is with thee. به یاد داشته باش که اعمال او را تکبیر گویی که درباره آنها مردمان می‌سرایند. bible_en_fa Behold, God is mighty, and despiseth not any: he is mighty in strength and wisdom. جمیع آدمیان به آنها می‌نگرند. مردمان آنها را از دور مشاهده می‌نمایند. bible_en_fa He preserveth not the life of the wicked: but giveth right to the poor. اینک خدا متعال است و او را نمی شناسیم. و شماره سالهای او را تفحص نتوان کرد. bible_en_fa He withdraweth not his eyes from the righteous: but with kings are they on the throne; yea, he doth establish them for ever, and they are exalted. زیرا که قطره های آب را جذب می‌کند و آنها باران را ازبخارات آن می‌چکاند. bible_en_fa And if they be bound in fetters, and be holden in cords of affliction; که ابرها آن را به شدت می‌ریزد و بر انسان به فراوانی می‌تراود. bible_en_fa Then he sheweth them their work, and their transgressions that they have exceeded. آیاکیست که بفهمد ابرها چگونه پهن می‌شوند، یارعدهای خیمه او را بداند؟ bible_en_fa He openeth also their ear to discipline, and commandeth that they return from iniquity. اینک نور خود رابر آن می‌گستراند. و عمق های دریا را می‌پوشاند. bible_en_fa If they obey and serve him, they shall spend their days in prosperity, and their years in pleasures. زیرا که به واسطه آنها قوم‌ها را داوری می‌کند، و رزق را به فراوانی می‌بخشد. bible_en_fa But if they obey not, they shall perish by the sword, and they shall die without knowledge. دستهای خودرا با برق می‌پوشاند، و آن را بر هدف مامورمی سازد.رعدش از او خبر می‌دهد و مواشی از برآمدن او اطلاع می‌دهند. bible_en_fa But the hypocrites in heart heap up wrath: they cry not when he bindeth them. رعدش از او خبر می‌دهد و مواشی از برآمدن او اطلاع می‌دهند. bible_en_fa They die in youth, and their life is among the unclean. «از این نیز دل می‌لرزد و از جای خودمتحرک می‌گردد. bible_en_fa He delivereth the poor in his affliction, and openeth their ears in oppression. گوش داده، صدای آواز او را بشنوید، و زمزمه‌ای را که از دهان وی صادر می‌شود، bible_en_fa Even so would he have removed thee out of the strait into a broad place, where there is no straitness; and that which should be set on thy table should be full of fatness. آن را در زیر تمامی آسمانهامی فرستد، و برق خویش را تا کرانهای زمین. bible_en_fa But thou hast fulfilled the judgment of the wicked: judgment and justice take hold on thee. بعد از آن صدای غرش می‌کند و به آواز جلال خویش رعد می‌دهد و چون آوازش شنیده شدآنها را تاخیر نمی نماید. bible_en_fa Because there is wrath, beware lest he take thee away with his stroke: then a great ransom cannot deliver thee. خدا از آواز خودرعدهای عجیب می‌دهد. اعمال عظیمی که ماآنها را ادراک نمی کنیم به عمل می‌آورد، bible_en_fa Will he esteem thy riches? no, not gold, nor all the forces of strength. زیرابرف را می‌گوید: بر زمین بیفت. و همچنین بارش باران را و بارش بارانهای زورآور خویش را. bible_en_fa Desire not the night, when people are cut off in their place. دست هر انسان را مختوم می‌سازد تا جمیع مردمان اعمال او را بدانند. bible_en_fa Take heed, regard not iniquity: for this hast thou chosen rather than affliction. آنگاه وحوش به ماوای خود می‌روند و در بیشه های خویش آرام می‌گیرند. bible_en_fa Behold, God exalteth by his power: who teacheth like him? از برجهای جنوب گردباد می‌آید و ازبرجهای شمال برودت. bible_en_fa Who hath enjoined him his way? or who can say, Thou hast wrought iniquity? از نفخه خدا یخ بسته می‌شود و سطح آبها منجمد می‌گردد. bible_en_fa Remember that thou magnify his work, which men behold. ابرها رانیز به رطوبت سنگین می‌سازد و سحاب، برق خود را پراکنده می‌کند. bible_en_fa Every man may see it; man may behold it afar off. و آنها به دلالت او به هر سو منقلب می‌شوند تا هرآنچه به آنها امرفرماید بر روی تمامی ربع مسکون به عمل آورند. bible_en_fa Behold, God is great, and we know him not, neither can the number of his years be searched out. خواه آنها را برای تادیب بفرستد یا به جهت زمین خود یا برای رحمت. bible_en_fa For he maketh small the drops of water: they pour down rain according to the vapour thereof: «ای ایوب این را استماع نما. بایست و دراعمال عجیب خدا تامل کن. bible_en_fa Which the clouds do drop and distil upon man abundantly. آیا مطلع هستی وقتی که خدا عزم خود را به آنها قرار می‌دهد وبرق، ابرهای خود را درخشان می‌سازد؟ bible_en_fa Also can any understand the spreadings of the clouds, or the noise of his tabernacle? آیا تواز موازنه ابرها مطلع هستی؟ یا از اعمال عجیبه اوکه در علم، کامل است. bible_en_fa Behold, he spreadeth his light upon it, and covereth the bottom of the sea. که چگونه رختهای توگرم می‌شود هنگامی که زمین از باد جنوبی ساکن می‌گردد. bible_en_fa For by them judgeth he the people; he giveth meat in abundance. آیا مثل او می‌توانی فلک رابگسترانی که مانند آینه ریخته شده مستحکم است؟ bible_en_fa With clouds he covereth the light; and commandeth it not to shine by the cloud that cometh betwixt. ما را تعلیم بده که با وی چه توانیم گفت، زیرا به‌سبب تاریکی سخن نیکو نتوانیم آورد. bible_en_fa The noise thereof sheweth concerning it, the cattle also concerning the vapour. آیا چون سخن گویم به او خبر داده می‌شود یاانسان سخن گوید تا هلاک گردد. bible_en_fa At this also my heart trembleth, and is moved out of his place. و حال آفتاب را نمی توان دید هرچند در سپهر درخشان باشد تاباد وزیده آن را پاک کند. bible_en_fa Hear attentively the noise of his voice, and the sound that goeth out of his mouth. درخشندگی طلایی از شمال می‌آید و نزد خدا جلال مهیب است. bible_en_fa He directeth it under the whole heaven, and his lightning unto the ends of the earth. قادر مطلق را ادراک نمی توانیم کرد، او در قوت وراستی عظیم است و در عدالت کبیر که بی‌انصافی نخواهد کرد.لهذا مردمان از او می‌ترسند، امااو بر جمیع دانادلان نمی نگرد.» bible_en_fa After it a voice roareth: he thundereth with the voice of his excellency; and he will not stay them when his voice is heard. لهذا مردمان از او می‌ترسند، امااو بر جمیع دانادلان نمی نگرد.» bible_en_fa God thundereth marvellously with his voice; great things doeth he, which we cannot comprehend. و خداوند ایوب را از میان گردبادخطاب کرده، گفت: bible_en_fa For he saith to the snow, Be thou on the earth; likewise to the small rain, and to the great rain of his strength. «کیست که مشورت را از سخنان بی‌علم تاریک می‌سازد؟ bible_en_fa He sealeth up the hand of every man; that all men may know his work. الان کمر خود را مثل مرد ببند، زیرا که از توسوال می‌نمایم پس مرا اعلام نما. bible_en_fa Then the beasts go into dens, and remain in their places. وقتی که زمین را بنیاد نهادم کجا بودی؟ بیان کن اگر فهم داری. bible_en_fa Out of the south cometh the whirlwind: and cold out of the north. کیست که آن را پیمایش نمود؟ اگر می‌دانی! وکیست که ریسمانکار را بر آن کشید؟ bible_en_fa By the breath of God frost is given: and the breadth of the waters is straitened. پایه هایش بر چه چیز گذاشته شد؟ و کیست که سنگ زاویه‌اش را نهاد، bible_en_fa Also by watering he wearieth the thick cloud: he scattereth his bright cloud: هنگامی که ستارگان صبح باهم ترنم نمودند، و جمیع پسران خدا آوازشادمانی دادند؟ bible_en_fa And it is turned round about by his counsels: that they may do whatsoever he commandeth them upon the face of the world in the earth. و کیست که دریا را به درهامسدود ساخت، وقتی که به در جست و از رحم بیرون آمد؟ bible_en_fa He causeth it to come, whether for correction, or for his land, or for mercy. وقتی که ابرها را لباس آن گردانیدم و تاریکی غلیظ را قنداقه آن ساختم. bible_en_fa Hearken unto this, O Job: stand still, and consider the wondrous works of God. و حدی برای آن قرار دادم و پشت بندها و درها تعیین نمودم. bible_en_fa Dost thou know when God disposed them, and caused the light of his cloud to shine? و گفتم تا به اینجا بیا و تجاوز منما. و دراینجا امواج سرکش تو بازداشته شود. bible_en_fa Dost thou know the balancings of the clouds, the wondrous works of him which is perfect in knowledge? «آیا تو از ابتدای عمر خود صبح را فرمان دادی، و فجر را به موضعش عارف گردانیدی؟ bible_en_fa How thy garments are warm, when he quieteth the earth by the south wind? تا کرانه های زمین را فرو‌گیرد و شریران از آن افشانده شوند. bible_en_fa Hast thou with him spread out the sky, which is strong, and as a molten looking glass? مثل گل زیر خاتم مبدل می‌گردد. و همه‌چیز مثل لباس صورت می‌پذیرد. bible_en_fa Teach us what we shall say unto him; for we cannot order our speech by reason of darkness. و نور شریران از ایشان گرفته می‌شود، و بازوی بلند شکسته می‌گردد. bible_en_fa Shall it be told him that I speak? if a man speak, surely he shall be swallowed up. آیا به چشمه های دریا داخل شده، یا به عمقهای لجه رفته‌ای؟ bible_en_fa And now men see not the bright light which is in the clouds: but the wind passeth, and cleanseth them. آیا درهای موت برای تو باز شده است؟ یا درهای سایه موت را دیده‌ای؟ bible_en_fa Fair weather cometh out of the north: with God is terrible majesty. آیاپهنای زمین را ادراک کرده‌ای؟ خبر بده اگر این همه را می‌دانی. bible_en_fa Touching the Almighty, we cannot find him out: he is excellent in power, and in judgment, and in plenty of justice: he will not afflict. راه مسکن نور کدام است، ومکان ظلمت کجا می‌باشد، bible_en_fa Men do therefore fear him: he respecteth not any that are wise of heart. تا آن را به حدودش برسانی، و راههای خانه او را درک نمایی؟ bible_en_fa Then the LORD answered Job out of the whirlwind, and said, البته می‌دانی، چونکه در آنوقت مولودشدی، و عدد روزهایت بسیار است! bible_en_fa Who is this that darkeneth counsel by words without knowledge? «آیا به مخزن های برف داخل شده، و خزینه های تگرگ را مشاهده نموده‌ای، bible_en_fa Gird up now thy loins like a man; for I will demand of thee, and answer thou me. که آنهارا به جهت وقت تنگی نگاه داشتم، به جهت روزمقاتله و جنگ؟ bible_en_fa Where wast thou when I laid the foundations of the earth? declare, if thou hast understanding. به چه طریق روشنایی تقسیم می‌شود، و باد شرقی بر روی زمین منتشرمی گردد؟ bible_en_fa Who hath laid the measures thereof, if thou knowest? or who hath stretched the line upon it? کیست که رودخانه‌ای برای سیل کند، یا طریقی به جهت صاعقه‌ها ساخت. bible_en_fa Whereupon are the foundations thereof fastened? or who laid the corner stone thereof; تا برزمینی که کسی در آن نیست ببارد و بر بیابانی که در آن آدمی نباشد، bible_en_fa When the morning stars sang together, and all the sons of God shouted for joy? تا (زمین ) ویران و بایر راسیراب کند، و علفهای تازه را از آن برویاند؟ bible_en_fa Or who shut up the sea with doors, when it brake forth, as if it had issued out of the womb? آیا باران را پدری هست؟ یا کیست که قطرات شبنم را تولید نمود؟ bible_en_fa When I made the cloud the garment thereof, and thick darkness a swaddlingband for it, از رحم کیست که یخ بیرون آمد؟ و ژاله آسمان را کیست که تولیدنمود؟ bible_en_fa And brake up for it my decreed place, and set bars and doors, آبها مثل سنگ منجمد می‌شود، وسطح لجه یخ می‌بندد. bible_en_fa And said, Hitherto shalt thou come, but no further: and here shall thy proud waves be stayed? آیا عقد ثریا رامی بندی؟ یا بندهای جبار را می‌گشایی؟ bible_en_fa Hast thou commanded the morning since thy days; and caused the dayspring to know his place; آیابرجهای منطقه البروج را در موسم آنها بیرون می‌آوری؟ و دب اکبر را با بنات او رهبری می‌نمایی؟ bible_en_fa That it might take hold of the ends of the earth, that the wicked might be shaken out of it? آیا قانون های آسمان را می‌دانی؟ یا آن را بر زمین مسلط می‌گردانی؟ bible_en_fa It is turned as clay to the seal; and they stand as a garment. آیا آوازخود را به ابرها می‌رسانی تا سیل آبها تو رابپوشاند؟ bible_en_fa And from the wicked their light is withholden, and the high arm shall be broken. آیا برقها را می‌فرستی تا روانه شوند، و به تو بگویند اینک حاضریم؟ bible_en_fa Hast thou entered into the springs of the sea? or hast thou walked in the search of the depth? کیست که حکمت را در باطن نهاد یا فطانت را به دل بخشید؟ bible_en_fa Have the gates of death been opened unto thee? or hast thou seen the doors of the shadow of death? کیست که با حکمت، ابرها رابشمارد؟ و کیست که مشکهای آسمان را بریزد؟ bible_en_fa Hast thou perceived the breadth of the earth? declare if thou knowest it all. چون غبار گل شده، جمع می‌شود و کلوخها باهم می‌چسبند. bible_en_fa Where is the way where light dwelleth? and as for darkness, where is the place thereof, آیا شکار را برای شیر ماده صید می‌کنی؟ و اشتهای شیر ژیان را سیرمی نمایی؟ bible_en_fa That thou shouldest take it to the bound thereof, and that thou shouldest know the paths to the house thereof? حینی که در ماوای خود خویشتن را جمع می‌کنند و در بیشه در کمین می‌نشینند؟کیست که غذا را برای غراب آماده می‌سازد، چون بچه هایش نزد خدا فریاد برمی آورند، و به‌سبب نبودن خوراک آواره می‌گردند؟ bible_en_fa Knowest thou it, because thou wast then born? or because the number of thy days is great? کیست که غذا را برای غراب آماده می‌سازد، چون بچه هایش نزد خدا فریاد برمی آورند، و به‌سبب نبودن خوراک آواره می‌گردند؟ bible_en_fa Hast thou entered into the treasures of the snow? or hast thou seen the treasures of the hail, «آیا وقت زاییدن بز کوهی را می‌دانی؟ یا زمان وضع حمل آهو را نشان می‌دهی؟ bible_en_fa Which I have reserved against the time of trouble, against the day of battle and war? آیا ماههایی را که کامل می‌سازندحساب توانی کرد؟ یا زمان زاییدن آنهارامی دانی؟ bible_en_fa By what way is the light parted, which scattereth the east wind upon the earth? خم شده، بچه های خود را می‌زایند واز دردهای خود فارغ می‌شوند. bible_en_fa Who hath divided a watercourse for the overflowing of waters, or a way for the lightning of thunder; بچه های آنهاقوی شده، در بیابان نمو می‌کنند، می‌روند و نزدآنها برنمی گردند. bible_en_fa To cause it to rain on the earth, where no man is; on the wilderness, wherein there is no man; کیست که خر وحشی را رهاکرده، آزاد ساخت. و کیست که بندهای گورخر راباز نمود. bible_en_fa To satisfy the desolate and waste ground; and to cause the bud of the tender herb to spring forth? که من بیابان را خانه او ساختم، وشوره زار را مسکن او گردانیدم. bible_en_fa Hath the rain a father? or who hath begotten the drops of dew? به غوغای شهراستهزاء می‌کند و خروش رمه بان را گوش نمی گیرد. bible_en_fa Out of whose womb came the ice? and the hoary frost of heaven, who hath gendered it? دایره کوهها چراگاه او است و هرگونه سبزه را می‌طلبد. bible_en_fa The waters are hid as with a stone, and the face of the deep is frozen. آیا گاو وحشی راضی شود که تو را خدمت نماید، یا نزد آخور تو منزل گیرد؟ bible_en_fa Canst thou bind the sweet influences of Pleiades, or loose the bands of Orion? آیا گاو وحشی را به ریسمانش به شیار توانی بست؟ یا وادیها را از عقب تو مازو خواهد نمود؟ bible_en_fa Canst thou bring forth Mazzaroth in his season? or canst thou guide Arcturus with his sons? آیا از اینکه قوتش عظیم است بر او اعتمادخواهی کرد؟ و کار خود را به او حواله خواهی نمود؟ bible_en_fa Knowest thou the ordinances of heaven? canst thou set the dominion thereof in the earth? آیا براو توکل خواهی کرد که محصولت را باز آورد و آن را به خرمنگاهت جمع کند؟ bible_en_fa Canst thou lift up thy voice to the clouds, that abundance of waters may cover thee? «بال شترمرغ به شادی متحرک می‌شود واما پر و بال او مثل لقلق نیست. bible_en_fa Canst thou send lightnings, that they may go, and say unto thee, Here we are? زیرا که تخمهای خود را به زمین وامی گذارد و بر روی خاک آنها را گرم می‌کند bible_en_fa Who hath put wisdom in the inward parts? or who hath given understanding to the heart? و فراموش می‌کند که پا آنها را می‌افشرد، و وحوش صحرا آنها راپایمال می‌کنند. bible_en_fa Who can number the clouds in wisdom? or who can stay the bottles of heaven, با بچه های خود سختی می کند که گویا از آن او نیستند، محنت او باطل است و متاسف نمی شود. bible_en_fa When the dust groweth into hardness, and the clods cleave fast together? زیرا خدا او را ازحکمت محروم ساخته، و از فطانت او را نصیبی نداده است. bible_en_fa Wilt thou hunt the prey for the lion? or fill the appetite of the young lions, هنگامی که به بلندی پرواز می‌کنداسب و سوارش را استهزا می‌نماید. bible_en_fa When they couch in their dens, and abide in the covert to lie in wait? «آیا تو اسب را قوت داده و گردن او را به یال ملبس گردانیده‌ای؟ bible_en_fa Who provideth for the raven his food? when his young ones cry unto God, they wander for lack of meat. آیا او را مثل ملخ به جست وخیز آورده‌ای؟ خروش شیهه او مهیب است. bible_en_fa Knowest thou the time when the wild goats of the rock bring forth? or canst thou mark when the hinds do calve? در وادی پا زده، از قوت خود وجدمی نماید و به مقابله مسلحان بیرون می‌رود. bible_en_fa Canst thou number the months that they fulfil? or knowest thou the time when they bring forth? برخوف استهزاء کرده، هراسان نمی شود، و از دم شمشیر برنمی گردد. bible_en_fa They bow themselves, they bring forth their young ones, they cast out their sorrows. ترکش بر او چکچک می‌کند، و نیزه درخشنده و مزراق bible_en_fa Their young ones are in good liking, they grow up with corn; they go forth, and return not unto them. با خشم وغیض زمین را می‌نوردد. و چون کرنا صدا می‌کندنمی ایستد، bible_en_fa Who hath sent out the wild ass free? or who hath loosed the bands of the wild ass? وقتی که کرنا نواخته شود هه هه می‌گوید و جنگ را از دور استشمام می‌کند، وخروش سرداران و غوغا را. bible_en_fa Whose house I have made the wilderness, and the barren land his dwellings. آیا از حکمت توشاهین می‌پرد؟ و بالهای خود را بطرف جنوب پهن می‌کند؟ bible_en_fa He scorneth the multitude of the city, neither regardeth he the crying of the driver. آیا از فرمان تو عقاب صعودمی نماید و آشیانه خود را به‌جای بلند می‌سازد؟ bible_en_fa The range of the mountains is his pasture, and he searcheth after every green thing. بر صخره ساکن شده، ماوا می‌سازد. بر صخره تیز و بر ملاذ منیع. bible_en_fa Will the unicorn be willing to serve thee, or abide by thy crib? از آنجا خوراک خود را به نظر می‌آورد و چشمانش از دور می‌نگرد.بچه هایش خون را می‌مکند و جایی که کشتگانند او آنجا است.» bible_en_fa Canst thou bind the unicorn with his band in the furrow? or will he harrow the valleys after thee? بچه هایش خون را می‌مکند و جایی که کشتگانند او آنجا است.» bible_en_fa Wilt thou trust him, because his strength is great? or wilt thou leave thy labour to him? و خداوند مكرّر كرده‌، ایوب‌ را گفت‌: bible_en_fa Wilt thou believe him, that he will bring home thy seed, and gather it into thy barn? «آیا مجادله کننده با قادرمطلق مخاصمه نماید؟ کسی‌که با خدا محاجه کند آن را جواب بدهد.» bible_en_fa Gavest thou the goodly wings unto the peacocks? or wings and feathers unto the ostrich? آنگاه ایوب خداوند را جواب داده، گفت: bible_en_fa Which leaveth her eggs in the earth, and warmeth them in dust, «اینک من حقیر هستم و به تو چه جواب دهم؟ دست خود را به دهانم گذاشته‌ام. bible_en_fa And forgetteth that the foot may crush them, or that the wild beast may break them. یک مرتبه گفتم و تکرار نخواهم کرد. بلکه دو مرتبه و نخواهم افزود.» bible_en_fa She is hardened against her young ones, as though they were not hers: her labour is in vain without fear; پس خداوند ایوب را از گردباد خطاب کرد وگفت: bible_en_fa Because God hath deprived her of wisdom, neither hath he imparted to her understanding. «الان کمر خود را مثل مرد ببند. از توسوال می‌نمایم و مرا اعلام کن. bible_en_fa What time she lifteth up herself on high, she scorneth the horse and his rider. آیا داوری مرانیز باطل می‌نمایی؟ و مرا ملزم می‌سازی تاخویشتن را عادل بنمایی؟ bible_en_fa Hast thou given the horse strength? hast thou clothed his neck with thunder? آیا تو را مثل خدابازویی هست؟ و به آواز مثل او رعد توانی کرد؟ bible_en_fa Canst thou make him afraid as a grasshopper? the glory of his nostrils is terrible. الان خویشتن را به جلال و عظمت زینت بده. و به عزت و شوکت ملبس ساز. bible_en_fa He paweth in the valley, and rejoiceth in his strength: he goeth on to meet the armed men. شدت غضب خود را بریز و به هرکه متکبر است نظر افکنده، اورا به زیر انداز. bible_en_fa He mocketh at fear, and is not affrighted; neither turneth he back from the sword. بر هرکه متکبر است نظر کن و اورا ذلیل بساز. و شریران را در جای ایشان پایمال کن. bible_en_fa The quiver rattleth against him, the glittering spear and the shield. ایشان را با هم در خاک پنهان نما و رویهای ایشان را درجای مخفی محبوس کن. bible_en_fa He swalloweth the ground with fierceness and rage: neither believeth he that it is the sound of the trumpet. آنگاه من نیز درباره تو اقرار خواهم کرد، که دست راستت تو را نجات تواند داد. bible_en_fa He saith among the trumpets, Ha, ha; and he smelleth the battle afar off, the thunder of the captains, and the shouting. اینک بهیموت که او را باتو آفریده‌ام که علف را مثل گاو می‌خورد، bible_en_fa Doth the hawk fly by thy wisdom, and stretch her wings toward the south? همانا قوت او در کمرش می‌باشد، و توانایی وی در رگهای شکمش. bible_en_fa Doth the eagle mount up at thy command, and make her nest on high? دم خود را مثل سروآزاد می‌جنباند. رگهای رانش بهم پیچیده است. bible_en_fa She dwelleth and abideth on the rock, upon the crag of the rock, and the strong place. استخوانهایش مثل لوله های برنجین واعضایش مثل تیرهای آهنین است. bible_en_fa From thence she seeketh the prey, and her eyes behold afar off. او افضل صنایع خدا است. آن که او را آفرید حربه‌اش را به او داده است. bible_en_fa Her young ones also suck up blood: and where the slain are, there is she. به درستی که کوهها برایش علوفه می‌رویاند، که در آنها تمامی حیوانات صحرابازی می‌کنند bible_en_fa Moreover the LORD answered Job, and said, زیر درختهای کنار می‌خوابد. در سایه نیزار و در خلاب. bible_en_fa Shall he that contendeth with the Almighty instruct him? he that reproveth God, let him answer it. درختهای کنار او را به سایه خود می‌پوشاند، و بیدهای نهر، وی رااحاطه می‌نماید. bible_en_fa Then Job answered the LORD, and said, اینک رودخانه طغیان می‌کند، لیکن او نمی ترسد و اگر‌چه اردن دردهانش ریخته شود ایمن خواهد بود.آیا چون نگران است او را گرفتار توان کرد؟ یا بینی وی را باقلاب توان سفت؟ bible_en_fa Behold, I am vile; what shall I answer thee? I will lay mine hand upon my mouth. آیا چون نگران است او را گرفتار توان کرد؟ یا بینی وی را باقلاب توان سفت؟ bible_en_fa Once have I spoken; but I will not answer: yea, twice; but I will proceed no further. «آیا لویاتان را با قلاب توانی کشید؟ یازبانش را با ریسمان توانی فشرد؟ bible_en_fa Then answered the LORD unto Job out of the whirlwind, and said, آیادر بینی او مهار توانی کشید؟ یا چانه‌اش را باقلاب توانی سفت؟ bible_en_fa Gird up thy loins now like a man: I will demand of thee, and declare thou unto me. آیا او نزد تو تضرع زیادخواهد نمود؟ یا سخنان ملایم به تو خواهدگفت؟ bible_en_fa Wilt thou also disannul my judgment? wilt thou condemn me, that thou mayest be righteous? آیا با تو عهد خواهد بست یا او را برای بندگی دایمی خواهی گرفت؟ bible_en_fa Hast thou an arm like God? or canst thou thunder with a voice like him? آیا با او مثل گنجشک بازی توانی کرد؟ یا او را برای کنیزان خود توانی بست؟ bible_en_fa Deck thyself now with majesty and excellency; and array thyself with glory and beauty. آیا جماعت (صیادان ) از اوداد و ستد خواهند کرد؟ یا او را در میان تاجران تقسیم خواهند نمود؟ bible_en_fa Cast abroad the rage of thy wrath: and behold every one that is proud, and abase him. آیا پوست او را با نیزه هامملو توانی کرد؟ یا سرش را با خطافهای ماهی گیران؟ bible_en_fa Look on every one that is proud, and bring him low; and tread down the wicked in their place. اگر دست خود را بر او بگذاری جنگ را به یاد خواهی داشت و دیگر نخواهی کرد. bible_en_fa Hide them in the dust together; and bind their faces in secret. اینک امید به او باطل است. آیا از رویتش نیز آدمی به روی درافکنده نمی شود؟ bible_en_fa Then will I also confess unto thee that thine own right hand can save thee. کسی اینقدر متهور نیست که او را برانگیزاند. پس کیست که در حضور من بایستد؟ bible_en_fa Behold now behemoth, which I made with thee; he eateth grass as an ox. کیست که سبقت جسته، چیزی به من داده، تابه او رد نمایم؟ هرچه زیر آسمان است از آن من می‌باشد. bible_en_fa Lo now, his strength is in his loins, and his force is in the navel of his belly. «درباره اعضایش خاموش نخواهم شد و ازجبروت و جمال ترکیب او خبر خواهم داد. bible_en_fa He moveth his tail like a cedar: the sinews of his stones are wrapped together. کیست که روی لباس او را باز تواند نمود؟ وکیست که در میان دو صف دندانش داخل شود؟ bible_en_fa His bones are as strong pieces of brass; his bones are like bars of iron. کیست که درهای چهره‌اش را بگشاید؟ دایره دندانهایش هولناک است. bible_en_fa He is the chief of the ways of God: he that made him can make his sword to approach unto him. سپرهای زورآورش فخر او می‌باشد، با مهر محکم وصل شده است. bible_en_fa Surely the mountains bring him forth food, where all the beasts of the field play. با یکدیگر چنان چسبیده‌اند که باد از میان آنهانمی گذرد. bible_en_fa He lieth under the shady trees, in the covert of the reed, and fens. با همدیگر چنان وصل شده‌اند و باهم ملتصقند که جدا نمی شوند. bible_en_fa The shady trees cover him with their shadow; the willows of the brook compass him about. از عطسه های او نور ساطع می‌گردد و چشمان او مثل پلکهای فجر است. bible_en_fa Behold, he drinketh up a river, and hasteth not: he trusteth that he can draw up Jordan into his mouth. از دهانش مشعلها بیرون می‌آید وشعله های آتش برمی جهد. bible_en_fa He taketh it with his eyes: his nose pierceth through snares. از بینی های او دودبرمی آید مثل دیگ جوشنده و پاتیل. bible_en_fa Canst thou draw out leviathan with an hook? or his tongue with a cord which thou lettest down? از نفس او اخگرها افروخته می‌شود و از دهانش شعله بیرون می‌آید. bible_en_fa Canst thou put an hook into his nose? or bore his jaw through with a thorn? بر گردنش قوت نشیمن دارد، وهیبت پیش رویش رقص می‌نماید. bible_en_fa Will he make many supplications unto thee? will he speak soft words unto thee? طبقات گوشت او بهم چسبیده است، و بر وی مستحکم است که متحرک نمی شود. bible_en_fa Will he make a covenant with thee? wilt thou take him for a servant for ever? دلش مثل سنگ مستحکم است، و مانند سنگ زیرین آسیا محکم می‌باشد. bible_en_fa Wilt thou play with him as with a bird? or wilt thou bind him for thy maidens? چون او برمی خیزد نیرومندان هراسان می‌شوند، و از خوف بی‌خود می‌گردند. bible_en_fa Shall the companions make a banquet of him? shall they part him among the merchants? اگر شمشیر به او انداخته شود اثر نمی کند، و نه نیزه و نه مزراق و نه تیر. bible_en_fa Canst thou fill his skin with barbed iron? or his head with fish spears? آهن را مثل کاه می‌شمارد و برنج را مانند چوب پوسیده. bible_en_fa Lay thine hand upon him, remember the battle, do no more. تیرهای کمان او را فرار نمی دهد و سنگهای فلاخن نزد او به کاه مبدل می‌شود. bible_en_fa Behold, the hope of him is in vain: shall not one be cast down even at the sight of him? عمود مثل کاه شمرده می‌شود و بر حرکت مزراق می‌خندد. bible_en_fa None is so fierce that dare stir him up: who then is able to stand before me? در زیرش پاره های سفال تیز است و گردون پرمیخ را بر گل پهن می‌کند. bible_en_fa Who hath prevented me, that I should repay him? whatsoever is under the whole heaven is mine. لجه را مثل دیگ می‌جوشاند و دریا را مانند پاتیلچه عطاران می‌گرداند. bible_en_fa I will not conceal his parts, nor his power, nor his comely proportion. راه را در عقب خویش تابان می‌سازد به نوعی که لجه را سفیدمو گمان می‌برند. bible_en_fa Who can discover the face of his garment? or who can come to him with his double bridle? بر روی خاک نظیر او نیست، که بدون خوف آفریده شده باشد.بر هرچیز بلند نظر می‌افکندو بر جمیع حیوانات سرکش پادشاه است.» bible_en_fa Who can open the doors of his face? his teeth are terrible round about. بر هرچیز بلند نظر می‌افکندو بر جمیع حیوانات سرکش پادشاه است.» bible_en_fa His scales are his pride, shut up together as with a close seal. و ایوب خداوند را جواب داده، گفت: bible_en_fa One is so near to another, that no air can come between them. «می‌دانم که به هر چیز قادر هستی، وابدا قصد تو را منع نتوان نمود. bible_en_fa They are joined one to another, they stick together, that they cannot be sundered. کیست که مشورت را بی‌علم مخفی می‌سازد. لکن من به آنچه نفهمیدم تکلم نمودم. به چیزهایی که فوق ازعقل من بود و نمی دانستم. bible_en_fa By his neesings a light doth shine, and his eyes are like the eyelids of the morning. الان بشنو تا من سخن گویم. از تو سوال می‌نمایم مرا تعلیم بده. bible_en_fa Out of his mouth go burning lamps, and sparks of fire leap out. ازشنیدن گوش درباره تو شنیده بودم لیکن الان چشم من تو را می‌بیند. bible_en_fa Out of his nostrils goeth smoke, as out of a seething pot or caldron. از این جهت از خویشتن کراهت دارم و در خاک و خاکستر توبه می‌نمایم.» bible_en_fa His breath kindleth coals, and a flame goeth out of his mouth. و واقع شد بعد از اینکه خداوند این سخنان را به ایوب گفته بود که خداوند به الیفاز تیمانی فرمود: «خشم من بر تو و بر دو رفیقت افروخته شده، زیرا که درباره من آنچه راست است مثل بنده‌ام ایوب نگفتید. bible_en_fa In his neck remaineth strength, and sorrow is turned into joy before him. پس حال هفت گوساله وهفت قوچ برای خود بگیرید و نزد بنده من ایوب رفته، قربانی سوختنی به جهت خویشتن بگذرانید و بنده‌ام ایوب به جهت شما دعا خواهدنمود، زیرا که او را مستجاب خواهم فرمود، مباداپاداش حماقت شما را به شما برسانم چونکه درباره من آنچه راست است مثل بنده‌ام ایوب نگفتید.» bible_en_fa The flakes of his flesh are joined together: they are firm in themselves; they cannot be moved. پس الیفاز تیمانی و بلدد شوحی و صوفرنعماتی رفته، به نوعی که خداوند به ایشان امر فرموده بود عمل نمودند و خداوند ایوب رامستجاب فرمود. bible_en_fa His heart is as firm as a stone; yea, as hard as a piece of the nether millstone. و چون ایوب برای اصحاب خود دعا کرد خداوند مصیبت او را دور ساخت وخداوند به ایوب دو چندان آنچه پیش داشته بودعطا فرمود. bible_en_fa When he raiseth up himself, the mighty are afraid: by reason of breakings they purify themselves. و جمیع برادرانش و همه خواهرانش و تمامی آشنایان قدیمش نزد وی آمده، در خانه‌اش با وی نان خوردند و او را درباره تمامی مصیبتی که خداوند به او رسانیده بودتعزیت گفته، تسلی دادند و هرکس یک قسیطه وهرکس یک حلقه طلا به او داد. bible_en_fa The sword of him that layeth at him cannot hold: the spear, the dart, nor the habergeon. و خداوند آخرایوب را بیشتر از اول او مبارک فرمود، چنانکه او را چهارده هزار گوسفند و شش هزار شتر و هزارجفت گاو و هزار الاغ ماده بود. bible_en_fa He esteemeth iron as straw, and brass as rotten wood. و او را هفت پسر و سه دختر بود. bible_en_fa The arrow cannot make him flee: slingstones are turned with him into stubble. و دختر اول را یمیمه ودوم را قصیعه و سوم را قرن هفوک نام نهاد. bible_en_fa Darts are counted as stubble: he laugheth at the shaking of a spear. و در تمامی زمین مثل دختران ایوب زنان نیکوصورت یافت نشدند و پدر ایشان، ایشان رادر میان برادرانشان ارثی داد.و بعد از آن ایوب صد و چهل سال زندگانی نمود و پسران خود و پسران پسران خود را تا پشت چهارم دید. bible_en_fa Sharp stones are under him: he spreadeth sharp pointed things upon the mire. و بعد از آن ایوب صد و چهل سال زندگانی نمود و پسران خود و پسران پسران خود را تا پشت چهارم دید. bible_en_fa He maketh the deep to boil like a pot: he maketh the sea like a pot of ointment. خوشابحال کسی‌که به مشورت شریران نرود و به راه گناهکاران نایستد، و درمجلس استهزاکنندگان ننشیند؛ bible_en_fa He maketh a path to shine after him; one would think the deep to be hoary. بلکه رغبت اودر شریعت خداوند است و روز و شب درشریعت او تفکر می‌کند. bible_en_fa Upon earth there is not his like, who is made without fear. پس مثل درختی نشانده نزد نهرهای آب خواهد بود، که میوه خودرا در موسمش می‌دهد، و برگش پژمرده نمی گردد و هر‌آنچه می‌کند نیک انجام خواهدبود. bible_en_fa He beholdeth all high things: he is a king over all the children of pride. شریران چنین نیستند، بلکه مثل کاهند که بادآن را پراکنده می‌کند. bible_en_fa Then Job answered the LORD, and said, لهذا شریران در داوری نخواهند ایستاد و نه گناهکاران در جماعت عادلان.زیرا خداوند طریق عادلان را می‌داند، ولی طریق گناهکاران هلاک خواهد شد. bible_en_fa I know that thou canst do every thing, and that no thought can be withholden from thee. زیرا خداوند طریق عادلان را می‌داند، ولی طریق گناهکاران هلاک خواهد شد. bible_en_fa Who is he that hideth counsel without knowledge? therefore have I uttered that I understood not; things too wonderful for me, which I knew not. چرا امت‌ها شورش نموده‌اند و طوائف در باطل تفکر می‌کنند؟ bible_en_fa Hear, I beseech thee, and I will speak: I will demand of thee, and declare thou unto me. پادشاهان زمین برمی خیزند و سروران با هم مشورت نموده‌اند، به ضد خداوند و به ضد مسیح او؛ bible_en_fa I have heard of thee by the hearing of the ear: but now mine eye seeth thee. که بندهای ایشان را بگسلیم و زنجیرهای ایشان را از خودبیندازیم. bible_en_fa Wherefore I abhor myself, and repent in dust and ashes. او که بر آسمانها نشسته است می خندد. خداوند بر ایشان استهزا می‌کند. bible_en_fa And it was so, that after the LORD had spoken these words unto Job, the LORD said to Eliphaz the Temanite, My wrath is kindled against thee, and against thy two friends: for ye have not spoken of me the thing that is right, as my servant Job hath. آنگاه در خشم خود بدیشان تکلم خواهد کرد وبه غضب خویش ایشان را آشفته خواهد ساخت. bible_en_fa Therefore take unto you now seven bullocks and seven rams, and go to my servant Job, and offer up for yourselves a burnt offering; and my servant Job shall pray for you: for him will I accept: lest I deal with you after your folly, in that ye have not spoken of me the thing which is right, like my servant Job. «و من پادشاه خود را نصب کرده‌ام، بر کوه مقدس خود صهیون.» bible_en_fa So Eliphaz the Temanite and Bildad the Shuhite and Zophar the Naamathite went, and did according as the LORD commanded them: the LORD also accepted Job. فرمان را اعلام می‌کنم: خداوند به من گفته است: «تو پسر من هستی امروزتو را تولید کردم. bible_en_fa And the LORD turned the captivity of Job, when he prayed for his friends: also the LORD gave Job twice as much as he had before. از من درخواست کن و امت هارا به میراث تو خواهم داد. و اقصای زمین را ملک تو خواهم گردانید. bible_en_fa Then came there unto him all his brethren, and all his sisters, and all they that had been of his acquaintance before, and did eat bread with him in his house: and they bemoaned him, and comforted him over all the evil that the LORD had brought upon him: every man also gave him a piece of money, and every one an earring of gold. ایشان را به عصای آهنین خواهی شکست؛ مثل کوزه کوزه‌گر آنها را خردخواهی نمود.» bible_en_fa So the LORD blessed the latter end of Job more than his beginning: for he had fourteen thousand sheep, and six thousand camels, and a thousand yoke of oxen, and a thousand she asses. و الان‌ای پادشاهان تعقل نمایید! ای داوران جهان متنبه گردید! bible_en_fa He had also seven sons and three daughters. خداوند را با ترس عبادت کنید و با لرز شادی نمایید!پسر راببوسید مبادا غضبناک شود، و از طریق هلاک شوید، زیرا غضب او به اندکی افروخته می‌شود. خوشابحال همه آنانی که بر او توکل دارند. bible_en_fa And he called the name of the first, Jemima; and the name of the second, Kezia; and the name of the third, Keren-happuch. پسر راببوسید مبادا غضبناک شود، و از طریق هلاک شوید، زیرا غضب او به اندکی افروخته می‌شود. خوشابحال همه آنانی که بر او توکل دارند. bible_en_fa And in all the land were no women found so fair as the daughters of Job: and their father gave them inheritance among their brethren. ای خداوند دشمنانم چه بسیار شده‌اند. بسیاری به ضد من برمی خیزند. bible_en_fa After this lived Job an hundred and forty years, and saw his sons, and his sons' sons, even four generations. بسیاری برای جان من می‌گویند: «به جهت او در خداخلاصی نیست.» سلاه. bible_en_fa So Job died, being old and full of days. لیکن تو‌ای خداوند گرداگرد من سپر هستی، جلال من و فرازنده سر من. bible_en_fa Blessed is the man that walketh not in the counsel of the ungodly, nor standeth in the way of sinners, nor sitteth in the seat of the scornful. به آواز خود نزدخداوند می‌خوانم و مرا از کوه مقدس خوداجابت می‌نماید. سلاه. bible_en_fa But his delight is in the law of the LORD; and in his law doth he meditate day and night. و اما من خسبیده، به خواب رفتم و بیدارشدم زیرا خداوند مرا تقویت می‌دهد. bible_en_fa And he shall be like a tree planted by the rivers of water, that bringeth forth his fruit in his season; his leaf also shall not wither; and whatsoever he doeth shall prosper. ازکرورهای مخلوق نخواهم ترسید که گرداگرد من صف بسته‌اند. bible_en_fa The ungodly are not so: but are like the chaff which the wind driveth away. ‌ای خداوند، برخیز! ای خدای من، مرابرهان! زیرا بر رخسار همه دشمنانم زدی؛ دندانهای شریران را شکستی.نجات از آن خداوند است و برکت تو بر قوم تو می‌باشد. سلاه. bible_en_fa Therefore the ungodly shall not stand in the judgment, nor sinners in the congregation of the righteous. نجات از آن خداوند است و برکت تو بر قوم تو می‌باشد. سلاه. bible_en_fa For the LORD knoweth the way of the righteous: but the way of the ungodly shall perish. ای خدای عدالت من، چون بخوانم مرا مستجاب فرما. در تنگی مرا وسعت دادی. بر من کرم فرموده، دعای مرا بشنو. bible_en_fa Why do the heathen rage, and the people imagine a vain thing? ‌ای فرزندان انسان تا به کی جلال من عار خواهد بود، و بطالت را دوست داشته، دروغ را خواهید طلبید؟ سلاه bible_en_fa The kings of the earth set themselves, and the rulers take counsel together, against the LORD, and against his anointed, saying, اما بدانید که خداوند مرد صالح را برای خودانتخاب کرده است، و چون او را بخوانم خداوندخواهد شنید. bible_en_fa Let us break their bands asunder, and cast away their cords from us. خشم گیرید و گناه مورزید. در دلها بربسترهای خود تفکر کنید و خاموش باشید. سلاه bible_en_fa He that sitteth in the heavens shall laugh: the Lord shall have them in derision. قربانی های عدالت را بگذرانید و بر خداوندتوکل نمایید. bible_en_fa Then shall he speak unto them in his wrath, and vex them in his sore displeasure. بسیاری می‌گویند: «کیست که به ما احسان نماید؟» ای خداوند نور چهره خویش را بر مابرافراز. bible_en_fa Yet have I set my king upon my holy hill of Zion. شادمانی در دل من پدید آورده‌ای، بیشتر از وقتی که غله و شیره ایشان افزون گردید.بسلامتی می‌خسبم و به خواب هم می‌روم زیراکه تو فقط‌ای خداوند مرا در اطمینان ساکن می‌سازی. bible_en_fa I will declare the decree: the LORD hath said unto me, Thou art my Son; this day have I begotten thee. بسلامتی می‌خسبم و به خواب هم می‌روم زیراکه تو فقط‌ای خداوند مرا در اطمینان ساکن می‌سازی. bible_en_fa Ask of me, and I shall give thee the heathen for thine inheritance, and the uttermost parts of the earth for thy possession. ای خداوند، به سخنان من گوش بده! درتفکر من تامل فرما! bible_en_fa Thou shalt break them with a rod of iron; thou shalt dash them in pieces like a potter's vessel. ‌ای پادشاه و خدای من، به آواز فریادم توجه کن زیرا که نزد تو دعامی کنم. bible_en_fa Be wise now therefore, O ye kings: be instructed, ye judges of the earth. ‌ای خداوند صبحگاهان آواز مراخواهی شنید؛ بامدادان (دعای خود را) نزد توآراسته می‌کنم و انتظار می‌کشم. bible_en_fa Serve the LORD with fear, and rejoice with trembling. زیرا تو خدایی نیستی که به شرارت راغب باشی، و گناهکار نزدتو ساکن نخواهد شد. bible_en_fa Kiss the Son, lest he be angry, and ye perish from the way, when his wrath is kindled but a little. Blessed are all they that put their trust in him. متکبران در نظر تونخواهند ایستاد. از همه بطالت کنندگان نفرت می‌کنی. bible_en_fa LORD, how are they increased that trouble me! many are they that rise up against me. دروغ‌گویان را هلاک خواهی ساخت. خداوند شخص خونی و حیله گر را مکروه می‌دارد. bible_en_fa Many there be which say of my soul, There is no help for him in God. Selah. و اما من از کثرت رحمت تو به خانه ات داخل خواهم شد، و از ترس تو بسوی هیکل قدس تو عبادت خواهم نمود. bible_en_fa But thou, O LORD, art a shield for me; my glory, and the lifter up of mine head. ‌ای خداوند، بسبب دشمنانم مرا به عدالت خود هدایت نما وراه خود را پیش روی من راست گردان. bible_en_fa I cried unto the LORD with my voice, and he heard me out of his holy hill. Selah. زیرا در زبان ایشان راستی نیست؛ باطن ایشان محض شرارت است؛ گلوی ایشان قبرگشاده است و زبانهای خود را جلا می‌دهند. bible_en_fa I laid me down and slept; I awaked; for the LORD sustained me. ‌ای خدا، ایشان را ملزم ساز تا به‌سبب مشورتهای خود بیفتند، و به کثرت خطایای ایشان، ایشان را دور انداز زیرا که بر تو فتنه کرده‌اند، bible_en_fa I will not be afraid of ten thousands of people, that have set themselves against me round about. و همه متوکلانت شادی خواهند کرد و تا به ابد ترنم خواهند نمود. زیرا که ملجاء ایشان تو هستی و آنانی که اسم تو را دوست می‌دارند درتو وجد خواهند نمود.زیرا تو‌ای خداوند مردعادل را برکت خواهی داد، او را به رضامندی مثل سپر احاطه خواهی نمود. bible_en_fa Arise, O LORD; save me, O my God: for thou hast smitten all mine enemies upon the cheek bone; thou hast broken the teeth of the ungodly. زیرا تو‌ای خداوند مردعادل را برکت خواهی داد، او را به رضامندی مثل سپر احاطه خواهی نمود. bible_en_fa Salvation belongeth unto the LORD: thy blessing is upon thy people. Selah. ای خداوند، مرا در غضب خود توبیخ منما. و مرا در خشم خویش تادیب مکن! bible_en_fa Hear me when I call, O God of my righteousness: thou hast enlarged me when I was in distress; have mercy upon me, and hear my prayer. ‌ای خداوند، بر من کرم فرما زیرا که پژمرده‌ام! ای خداوند، مرا شفا ده زیرا که استخوانهایم مضطرب است، bible_en_fa O ye sons of men, how long will ye turn my glory into shame? how long will ye love vanity, and seek after leasing? Selah. و جان من بشدت پریشان است. پس تو‌ای خداوند، تا به کی؟ bible_en_fa But know that the LORD hath set apart him that is godly for himself: the LORD will hear when I call unto him. ‌ای خداوند، رجوع کن و جانم را خلاصی ده! به رحمت خویش مرا نجات‌بخش! bible_en_fa Stand in awe, and sin not: commune with your own heart upon your bed, and be still. Selah. زیرا که در موت ذکرتو نمی باشد! در هاویه کیست که تو را حمدگوید؟ bible_en_fa Offer the sacrifices of righteousness, and put your trust in the LORD. از ناله خود وامانده‌ام! تمامی شب تخت خواب خود را غرق می‌کنم، و بسترخویش را به اشکها تر می‌سازم! bible_en_fa There be many that say, Who will shew us any good? LORD, lift thou up the light of thy countenance upon us. چشم من ازغصه کاهیده شد و بسبب همه دشمنانم تارگردید. bible_en_fa Thou hast put gladness in my heart, more than in the time that their corn and their wine increased. ‌ای همه بدکاران از من دور شوید، زیراخداوند آواز گریه مرا شنیده است! bible_en_fa I will both lay me down in peace, and sleep: for thou, LORD, only makest me dwell in safety. خداونداستغاثه مرا شنیده است. خداوند دعای مرااجابت خواهد نمود.همه دشمنانم به شدت خجل و پریشان خواهند شد. روبرگردانیده، ناگهان خجل خواهند گردید. bible_en_fa Give ear to my words, O LORD, consider my meditation. همه دشمنانم به شدت خجل و پریشان خواهند شد. روبرگردانیده، ناگهان خجل خواهند گردید. bible_en_fa Hearken unto the voice of my cry, my King, and my God: for unto thee will I pray. ای یهوه خدای من، در تو پناه می‌برم. ازهمه تعاقب کنندگانم مرا نجات ده و برهان. bible_en_fa My voice shalt thou hear in the morning, O LORD; in the morning will I direct my prayer unto thee, and will look up. مبادا او مثل شیر جان مرا بدرد، و خرد سازد ونجات‌دهنده‌ای نباشد. bible_en_fa For thou art not a God that hath pleasure in wickedness: neither shall evil dwell with thee. ‌ای یهوه خدای من اگراین را کردم و اگر در دست من ظلمی پیدا شد، bible_en_fa The foolish shall not stand in thy sight: thou hatest all workers of iniquity. اگر به خیراندیش خود بدی کردم و بی‌سبب دشمن خود را تاراج نمودم، bible_en_fa Thou shalt destroy them that speak leasing: the LORD will abhor the bloody and deceitful man. پس دشمن جانم راتعاقب کند، و آن را گرفتار سازد، و حیات مرا به زمین پایمال کند، و جلالم را در خاک ساکن سازد. سلاه. bible_en_fa But as for me, I will come into thy house in the multitude of thy mercy: and in thy fear will I worship toward thy holy temple. ‌ای خداوند در غضب خود برخیز، به‌سبب قهر دشمنانم بلند شو و برای من بیدار شو! ای که داوری را امر فرموده‌ای! bible_en_fa Lead me, O LORD, in thy righteousness because of mine enemies; make thy way straight before my face. و مجمع امت هاگرداگرد تو بیایند. و بر فوق ایشان به مقام اعلی رجوع فرما. bible_en_fa For there is no faithfulness in their mouth; their inward part is very wickedness; their throat is an open sepulchre; they flatter with their tongue. خداوند امت‌ها را داوری خواهد نمود. ای خداوند، موافق عدالتم و کمالی که در من است مرا داد بده! bible_en_fa Destroy thou them, O God; let them fall by their own counsels; cast them out in the multitude of their transgressions; for they have rebelled against thee. بدی شریران نابود شود و عادل راپایدار کن زیرا امتحان کننده دلها و قلوب، خدای عادل است. bible_en_fa But let all those that put their trust in thee rejoice: let them ever shout for joy, because thou defendest them: let them also that love thy name be joyful in thee. سپر من بر خدا می‌باشد که راست دلان را نجات‌دهنده است. bible_en_fa For thou, LORD, wilt bless the righteous; with favour wilt thou compass him as with a shield. خدا داور عادل است و هر روزه خدا خشمناک می‌شود. bible_en_fa O LORD, rebuke me not in thine anger, neither chasten me in thy hot displeasure. اگربازگشت نکند شمشیر خود را تیز خواهد کرد؛ کمان خود را کشیده و آماده کرده است. bible_en_fa Have mercy upon me, O LORD; for I am weak: O LORD, heal me; for my bones are vexed. وبرای او آلات موت را مهیا ساخته و تیرهای خویش را شعله‌ور گردانیده است. bible_en_fa My soul is also sore vexed: but thou, O LORD, how long? اینک به بطالت آبستن شده، و به ظلم حامله گردیده، دروغ را زاییده است. bible_en_fa Return, O LORD, deliver my soul: oh save me for thy mercies' sake. حفره‌ای کند و آن را گود نمود، و در چاهی که ساخت خود بیفتاد. bible_en_fa For in death there is no remembrance of thee: in the grave who shall give thee thanks? ظلم اوبرسرش خواهد برگشت و ستم او بر فرقش فرودخواهد آمد.خداوند را برحسب عدالتش حمد خواهم گفت. و اسم خداوند تعالی راتسبیح خواهم خواند. bible_en_fa I am weary with my groaning; all the night make I my bed to swim; I water my couch with my tears. خداوند را برحسب عدالتش حمد خواهم گفت. و اسم خداوند تعالی راتسبیح خواهم خواند. bible_en_fa Mine eye is consumed because of grief; it waxeth old because of all mine enemies. ای یهوه خداوند ما، چه مجید است نام تودر تمامی زمین، که جلال خود را فوق آسمانها گذارده‌ای! bible_en_fa Depart from me, all ye workers of iniquity; for the LORD hath heard the voice of my weeping. از زبان کودکان وشیرخوارگان به‌سبب خصمانت قوت را بنا نهادی تا دشمن و انتقام گیرنده را ساکت گردانی. bible_en_fa The LORD hath heard my supplication; the LORD will receive my prayer. چون به آسمان تو نگاه کنم که صنعت انگشتهای توست، و به ماه و ستارگانی که تو آفریده‌ای، bible_en_fa Let all mine enemies be ashamed and sore vexed: let them return and be ashamed suddenly. پس انسان چیست که او را به یادآوری، وبنی آدم که از او تفقد نمایی؟ bible_en_fa O Lord my God, in thee do I put my trust: save me from all them that persecute me, and deliver me: او را از فرشتگان اندکی کمتر ساختی و تاج جلال و اکرام را بر سراو گذاردی. bible_en_fa Lest he tear my soul like a lion, rending it in pieces, while there is none to deliver. او را بر کارهای دست خودت مسلط نمودی، و همه‌چیز را زیر پای وی نهادی، bible_en_fa O LORD my God, if I have done this; if there be iniquity in my hands; گوسفندان و گاوان جمیع، و بهایم صحرا را نیز؛ bible_en_fa If I have rewarded evil unto him that was at peace with me; (yea, I have delivered him that without cause is mine enemy:) مرغان هوا و ماهیان دریا را، و هر‌چه بر راههای آبها سیر می‌کند.‌ای یهوه خداوند ما، چه مجیداست نام تو در تمامی زمین! bible_en_fa Let the enemy persecute my soul, and take it; yea, let him tread down my life upon the earth, and lay mine honour in the dust. Selah. ‌ای یهوه خداوند ما، چه مجیداست نام تو در تمامی زمین! bible_en_fa Arise, O LORD, in thine anger, lift up thyself because of the rage of mine enemies: and awake for me to the judgment that thou hast commanded. خداوند را به تمامی دل حمد خواهم گفت؛ جمیع عجایب تو را بیان خواهم کرد. bible_en_fa So shall the congregation of the people compass thee about: for their sakes therefore return thou on high. در تو شادی و وجد خواهم نمود؛ نام تو راای متعال خواهم سرایید. bible_en_fa The LORD shall judge the people: judge me, O LORD, according to my righteousness, and according to mine integrity that is in me. چون دشمنانم به عقب بازگردند، آنگاه لغزیده، از حضور تو هلاک خواهند شد. bible_en_fa Oh let the wickedness of the wicked come to an end; but establish the just: for the righteous God trieth the hearts and reins. زیرا انصاف و داوری من کردی. داور عادل بر مسند نشسته‌ای. bible_en_fa My defence is of God, which saveth the upright in heart. امت‌ها را توبیخ نموده‌ای و شریران را هلاک ساخته، نام ایشان رامحو کرده‌ای تا ابدالاباد. bible_en_fa God judgeth the righteous, and God is angry with the wicked every day. و اما دشمنان نیست شده خرابه های ابدی گردیده‌اند. و شهرها را ویران ساخته‌ای، حتی ذکر آنها نابود گردید. bible_en_fa If he turn not, he will whet his sword; he hath bent his bow, and made it ready. لیکن خداوند نشسته است تا ابدالاباد، و تخت خویش را برای داوری برپاداشته است. bible_en_fa He hath also prepared for him the instruments of death; he ordaineth his arrows against the persecutors. و او ربع مسکون را به عدالت داوری خواهد کرد، و امت‌ها را به راستی دادخواهد داد. bible_en_fa Behold, he travaileth with iniquity, and hath conceived mischief, and brought forth falsehood. و خداوند قلعه بلند برای کوفته شدگان خواهد بود، قلعه بلند در زمانهای تنگی. bible_en_fa He made a pit, and digged it, and is fallen into the ditch which he made. و آنانی که نام تو را می‌شناسند بر توتوکل خواهند داشت، زیرا‌ای خداوند تو طالبان خود را هرگز ترک نکرده‌ای. bible_en_fa His mischief shall return upon his own head, and his violent dealing shall come down upon his own pate. خداوند را که بر صهیون نشسته است بسرایید؛ کارهای او را در میان قوم‌ها اعلان نمایید، bible_en_fa I will praise the LORD according to his righteousness: and will sing praise to the name of the LORD most high. زیرا او که انتقام گیرنده خون است، ایشان را به یاد آورده، و فریاد مساکین را فراموش نکرده است. bible_en_fa O LORD our Lord, how excellent is thy name in all the earth! who hast set thy glory above the heavens. ‌ای خداوند بر من کرم فرموده، به ظلمی که از خصمان خود می‌کشم نظر افکن! ای که برافرازنده من از درهای موت هستی! bible_en_fa Out of the mouth of babes and sucklings hast thou ordained strength because of thine enemies, that thou mightest still the enemy and the avenger. تا همه تسبیحات تو را بیان کنم در دروازه های دخترصهیون. در نجات تو شادی خواهم نمود. bible_en_fa When I consider thy heavens, the work of thy fingers, the moon and the stars, which thou hast ordained; امت‌ها به چاهی که کنده بودند خودافتادند؛ در دامی که نهفته بودند پای ایشان گرفتار شد. bible_en_fa What is man, that thou art mindful of him? and the son of man, that thou visitest him? خداوند خود را شناسانیده است و داوری کرده، و شریر از کار دست خود به دام گرفتارگردیده است. هجایون سلاه. bible_en_fa For thou hast made him a little lower than the angels, and hast crowned him with glory and honour. شریران به هاویه خواهند برگشت و جمیع امت هایی که خدا رافراموش می‌کنند، bible_en_fa Thou madest him to have dominion over the works of thy hands; thou hast put all things under his feet: زیرا مسکین همیشه فراموش نخواهد شد؛ امید حلیمان تا به ابد ضایع نخواهد بود. bible_en_fa All sheep and oxen, yea, and the beasts of the field; برخیز‌ای خداوند تا انسان غالب نیاید. برامت‌ها به حضور تو داوری خواهد شد.‌ای خداوند ترس را بر ایشان مستولی گردان، تاامت‌ها بدانند که انسانند. سلاه. bible_en_fa The fowl of the air, and the fish of the sea, and whatsoever passeth through the paths of the seas. ‌ای خداوند ترس را بر ایشان مستولی گردان، تاامت‌ها بدانند که انسانند. سلاه. bible_en_fa O LORD our Lord, how excellent is thy name in all the earth! ای خداوند چرا دور ایستاده‌ای و خودرا در وقت های تنگی پنهان می‌کنی؟ bible_en_fa I will praise thee, O LORD, with my whole heart; I will shew forth all thy marvellous works. از تکبر شریران، فقیر سوخته می‌شود؛ درمشورت هایی که اندیشیده‌اند، گرفتار می‌شوند. bible_en_fa I will be glad and rejoice in thee: I will sing praise to thy name, O thou most High. زیرا که شریر به شهوات نفس خود فخر می‌کند، و آنکه می‌رباید شکر می‌گوید و خداوند را اهانت می‌کند. bible_en_fa When mine enemies are turned back, they shall fall and perish at thy presence. شریر در غرور خود می‌گوید: «بازخواست نخواهد کرد.» همه فکرهای او اینست که خدایی نیست. bible_en_fa For thou hast maintained my right and my cause; thou satest in the throne judging right. راههای او همیشه استوار است. احکام تو از او بلند و بعید است. همه دشمنان خود را به هیچ می‌شمارد. bible_en_fa Thou hast rebuked the heathen, thou hast destroyed the wicked, thou hast put out their name for ever and ever. در دل خود گفته است: «هرگزجنبش نخواهم خورد، و دور به دور بدی رانخواهم دید.» bible_en_fa O thou enemy, destructions are come to a perpetual end: and thou hast destroyed cities; their memorial is perished with them. دهن او از لعنت و مکر و ظلم پر است؛ زیرزبانش مشقت و گناه است؛ bible_en_fa But the LORD shall endure for ever: he hath prepared his throne for judgment. در کمینهای دهات می‌نشیند؛ در جایهای مخفی بی‌گناه را می‌کشد؛ چشمانش برای مسکینان مراقب است؛ bible_en_fa And he shall judge the world in righteousness, he shall minister judgment to the people in uprightness. در جای مخفی مثل شیر در بیشه خود کمین می‌کند؛ به جهت گرفتن مسکین کمین می‌کند؛ فقیر را به دام خود کشیده، گرفتار می‌سازد. bible_en_fa The LORD also will be a refuge for the oppressed, a refuge in times of trouble. پس کوفته وزبون می‌شود؛ و مساکین در زیر جباران اومی افتند. bible_en_fa And they that know thy name will put their trust in thee: for thou, LORD, hast not forsaken them that seek thee. در دل خود گفت: «خدا فراموش کرده است؛ روی خود را پوشانیده و هرگزنخواهد دید.» bible_en_fa Sing praises to the LORD, which dwelleth in Zion: declare among the people his doings. ‌ای خداوند برخیز! ای خدا دست خود رابرافراز! و مسکینان را فراموش مکن. bible_en_fa When he maketh inquisition for blood, he remembereth them: he forgetteth not the cry of the humble. چراشریر خدا را اهانت کرده، در دل خود می‌گوید: «تو بازخواست نخواهی کرد؟» bible_en_fa Have mercy upon me, O LORD; consider my trouble which I suffer of them that hate me, thou that liftest me up from the gates of death: البته دیده‌ای زیرا که تو بر مشقت و غم می‌نگری، تا به‌دست خود مکافات برسانی. مسکین امر خویش را به توتسلیم کرده است. مددکار یتیمان، تو هستی. bible_en_fa That I may shew forth all thy praise in the gates of the daughter of Zion: I will rejoice in thy salvation. بازوی گناهکار را بشکن. و اما شریر را ازشرارت او بازخواست کن تا آن را نیابی. bible_en_fa The heathen are sunk down in the pit that they made: in the net which they hid is their own foot taken. خداوند پادشاه است تا ابدالاباد. امت‌ها اززمین او هلاک خواهند شد. bible_en_fa The LORD is known by the judgment which he executeth: the wicked is snared in the work of his own hands. Higgaion. Selah. ‌ای خداوندمسالت مسکینان را اجابت کرده‌ای، دل ایشان رااستوار نموده‌ای و گوش خود را فراگرفته‌ای،تایتیمان و کوفته شدگان را دادرسی کنی. انسانی که از زمین است، دیگر نترساند. bible_en_fa The wicked shall be turned into hell, and all the nations that forget God. تایتیمان و کوفته شدگان را دادرسی کنی. انسانی که از زمین است، دیگر نترساند. bible_en_fa For the needy shall not alway be forgotten: the expectation of the poor shall not perish for ever. بر خداوند توکل می‌دارم. چرا به‌جانم می گویید: «مثل مرغ به کوه خودبگریزید. bible_en_fa Arise, O LORD; let not man prevail: let the heathen be judged in thy sight. زیرا اینک شریران کمان را می‌کشند وتیر را به زه نهاده‌اند، تا بر راست دلان در تاریکی بیندازند. bible_en_fa Put them in fear, O LORD: that the nations may know themselves to be but men. Selah. زیرا که ارکان منهدم می‌شوند و مردعادل چه کند؟» bible_en_fa Why standest thou afar off, O LORD? why hidest thou thyself in times of trouble? خداوند در هیکل قدس خود است و کرسی خداوند در آسمان. چشمان او می‌نگرد، پلکهای وی بنی آدم را می‌آزماید. bible_en_fa The wicked in his pride doth persecute the poor: let them be taken in the devices that they have imagined. خداوند مرد عادل راامتحان می‌کند؛ و اما از شریر و ظلم دوست، جان او نفرت می‌دارد. bible_en_fa For the wicked boasteth of his heart's desire, and blesseth the covetous, whom the LORD abhorreth. بر شریر دامها و آتش وکبریت خواهد بارانید، و باد سموم حصه پیاله ایشان خواهد بود.زیرا خداوند عادل است وعدالت را دوست می‌دارد، و راستان روی او راخواهند دید. bible_en_fa The wicked, through the pride of his countenance, will not seek after God: God is not in all his thoughts. زیرا خداوند عادل است وعدالت را دوست می‌دارد، و راستان روی او راخواهند دید. bible_en_fa His ways are always grievous; thy judgments are far above out of his sight: as for all his enemies, he puffeth at them. ای خداوند نجات بده زیرا که مردمقدس نابود شده است و امناء از میان بنی آدم نایاب گردیده‌اند! bible_en_fa He hath said in his heart, I shall not be moved: for I shall never be in adversity. همه به یکدیگر دروغ می‌گویند؛ به لبهای چاپلوس و دل منافق سخن می‌رانند. bible_en_fa His mouth is full of cursing and deceit and fraud: under his tongue is mischief and vanity. خداوند همه لبهای چاپلوس رامنقطع خواهد ساخت، و هر زبانی را که سخنان تکبرآمیز بگوید. bible_en_fa He sitteth in the lurking places of the villages: in the secret places doth he murder the innocent: his eyes are privily set against the poor. که می‌گویند: «به زبان خویش غالب می‌آییم. لبهای ما با ما است. کیست که بر ماخداوند باشد؟» bible_en_fa He lieth in wait secretly as a lion in his den: he lieth in wait to catch the poor: he doth catch the poor, when he draweth him into his net. خداوند می‌گوید: «به‌سبب غارت مسکینان و ناله فقیران، الان برمی خیزم و او را در نجاتی که برای آن آه می‌کشد برپا خواهم داشت». bible_en_fa He croucheth, and humbleth himself, that the poor may fall by his strong ones. کلام خداوند کلام طاهر است، نقره مصفای در قال زمین که هفت مرتبه پاک شده است. bible_en_fa He hath said in his heart, God hath forgotten: he hideth his face; he will never see it. تو‌ای خداوند ایشان را محافظت خواهی نمود؛ از این طبقه و تا ابدالاباد محافظت خواهی فرمود.شریران به هر جانب می‌خرامند، وقتی که خباثت در بنی آدم بلند می‌شود. bible_en_fa Arise, O LORD; O God, lift up thine hand: forget not the humble. شریران به هر جانب می‌خرامند، وقتی که خباثت در بنی آدم بلند می‌شود. bible_en_fa Wherefore doth the wicked contemn God? he hath said in his heart, Thou wilt not require it. ای خداوند تا به کی همیشه مرافراموش می‌کنی؟ تا به کی روی خود رااز من خواهی پوشید؟ bible_en_fa Thou hast seen it; for thou beholdest mischief and spite, to requite it with thy hand: the poor committeth himself unto thee; thou art the helper of the fatherless. تا به کی در نفس خودمشورت بکنم و در دلم هرروزه غم خواهد بود؟ تا به کی دشمنم بر من سرافراشته شود؟ bible_en_fa Break thou the arm of the wicked and the evil man: seek out his wickedness till thou find none. ‌ای یهوه خدای من نظر کرده، مرا مستجاب فرما! چشمانم را روشن کن مبادا به خواب موت بخسبم. bible_en_fa The LORD is King for ever and ever: the heathen are perished out of his land. مبادا دشمنم گوید بر او غالب آمدم ومخالفانم از پریشانی‌ام شادی نمایند. bible_en_fa LORD, thou hast heard the desire of the humble: thou wilt prepare their heart, thou wilt cause thine ear to hear: و اما من به رحمت تو توکل می‌دارم؛ دل من در نجات تو شادی خواهد کرد.برای خداوندسرود خواهم خواند زیرا که به من احسان نموده است. bible_en_fa To judge the fatherless and the oppressed, that the man of the earth may no more oppress. برای خداوندسرود خواهم خواند زیرا که به من احسان نموده است. bible_en_fa In the LORD put I my trust: How say ye to my soul, Flee as a bird to your mountain? احمق در دل خود می‌گوید که خدایی نیست. کارهای خود را فاسد و مکروه ساخته‌اند و نیکوکاری نیست. bible_en_fa For, lo, the wicked bend their bow, they make ready their arrow upon the string, that they may privily shoot at the upright in heart. خداوند ازآسمان بربنی آدم نظر انداخت تا ببیند که آیا فهیم و طالب خدایی هست؟ bible_en_fa If the foundations be destroyed, what can the righteous do? همه روگردانیده، با هم فاسد شده‌اند. نیکوکاری نیست یکی هم نی. bible_en_fa The LORD is in his holy temple, the LORD's throne is in heaven: his eyes behold, his eyelids try, the children of men. آیا همه گناهکاران بی‌معرفت هستند که قوم مرا می‌خورند چنانکه نان می‌خورند؟ و خداوندرا نمی خوانند؟ bible_en_fa The LORD trieth the righteous: but the wicked and him that loveth violence his soul hateth. آنگاه ترس بر ایشان مستولی شد، زیرا خدادر طبقه عادلان است. bible_en_fa Upon the wicked he shall rain snares, fire and brimstone, and an horrible tempest: this shall be the portion of their cup. مشورت مسکین را خجل می‌سازید چونکه خداوند ملجای اوست.کاش که نجات اسرائیل از صهیون ظاهرمی شد! چون خداوند اسیری قوم خویش رابرگرداند، یعقوب وجد خواهد نمود و اسرائیل شادمان خواهد گردید. bible_en_fa For the righteous LORD loveth righteousness; his countenance doth behold the upright. کاش که نجات اسرائیل از صهیون ظاهرمی شد! چون خداوند اسیری قوم خویش رابرگرداند، یعقوب وجد خواهد نمود و اسرائیل شادمان خواهد گردید. bible_en_fa Help, LORD; for the godly man ceaseth; for the faithful fail from among the children of men. ای خداوند کیست که در خیمه تو فرودآید؟ و کیست که در کوه مقدس توساکن گردد؟ bible_en_fa They speak vanity every one with his neighbour: with flattering lips and with a double heart do they speak. آنکه بی‌عیب سالک باشد و عدالت را به‌جاآورد، و در دل خویش راست گو باشد، bible_en_fa The LORD shall cut off all flattering lips, and the tongue that speaketh proud things: که به زبان خود غیبت ننماید؛ و به همسایه خود بدی نکند و درباره اقارب خویش مذمت را قبول ننماید، bible_en_fa Who have said, With our tongue will we prevail; our lips are our own: who is lord over us? که در نظر خود حقیر و خوار است وآنانی را که از خداوند می‌ترسند مکرم می‌دارد وقسم به ضرر خود می‌خورد و تغییر نمی دهد.نقره خود را به سود نمی دهد و رشوه بر بی‌گناه نمی گیرد.آنکه این را به‌جا آورد تا ابدالاباد جنبش نخواهد خورد. bible_en_fa For the oppression of the poor, for the sighing of the needy, now will I arise, saith the LORD; I will set him in safety from him that puffeth at him. نقره خود را به سود نمی دهد و رشوه بر بی‌گناه نمی گیرد.آنکه این را به‌جا آورد تا ابدالاباد جنبش نخواهد خورد. bible_en_fa The words of the LORD are pure words: as silver tried in a furnace of earth, purified seven times. ای خدا مرا محافظت فرما، زیرا برتوتوکل می‌دارم. bible_en_fa Thou shalt keep them, O LORD, thou shalt preserve them from this generation for ever. خداوند را گفتم: «توخداوند من هستی. نیکویی من نیست غیر از تو.» bible_en_fa The wicked walk on every side, when the vilest men are exalted. و اما مقدسانی که در زمین‌اند و فاضلان، تمامی خوشی من در ایشان است. bible_en_fa How long wilt thou forget me, O LORD? for ever? how long wilt thou hide thy face from me? دردهای آنانی که عقب (خدای ) دیگر می‌شتابند، بسیار خواهدشد. هدایای خونی‌ایشان را نخواهم ریخت، بلکه نام ایشان را به زبانم نخواهم آورد. bible_en_fa How long shall I take counsel in my soul, having sorrow in my heart daily? how long shall mine enemy be exalted over me? خداوند نصیب قسمت و کاسه من است. توقرعه مرا نگاه می‌داری. bible_en_fa Consider and hear me, O LORD my God: lighten mine eyes, lest I sleep the sleep of death; خطه های من به‌جایهای خوش افتاد. میراث بهی به من رسیده است. bible_en_fa Lest mine enemy say, I have prevailed against him; and those that trouble me rejoice when I am moved. خداوند را که مرا نصیحت نمود، متبارک می‌خوانم. شبانگاه نیز قلبم مرا تنبیه می‌کند. bible_en_fa But I have trusted in thy mercy; my heart shall rejoice in thy salvation. خداوند را همیشه پیش روی خود می‌دارم. چونکه به‌دست راست من است، جنبش نخواهم خورد. bible_en_fa I will sing unto the LORD, because he hath dealt bountifully with me. از این‌رو دلم شادی می‌کند و جلالم به وجد می‌آید؛ جسدم نیز در اطمینان ساکن خواهدشد. bible_en_fa The fool hath said in his heart, There is no God. They are corrupt, they have done abominable works, there is none that doeth good. زیرا جانم را در عالم اموات ترک نخواهی کرد، و قدوس خود را نخواهی گذاشت که فسادرا بیند.طریق حیات را به من خواهی آموخت. به حضور تو کمال خوشی است و به‌دست راست تو لذت‌ها تا ابدالاباد! bible_en_fa The LORD looked down from heaven upon the children of men, to see if there were any that did understand, and seek God. طریق حیات را به من خواهی آموخت. به حضور تو کمال خوشی است و به‌دست راست تو لذت‌ها تا ابدالاباد! bible_en_fa They are all gone aside, they are all together become filthy: there is none that doeth good, no, not one. ای خداوند، عدالت را بشنو و به فریادمن توجه فرما! و دعای مرا که از لب بی‌ریا می‌آید، گوش بگیر! bible_en_fa Have all the workers of iniquity no knowledge? who eat up my people as they eat bread, and call not upon the LORD. داد من از حضور توصادر شود؛ چشمان تو راستی را ببیند. bible_en_fa There were they in great fear: for God is in the generation of the righteous. دل مراآزموده‌ای، شبانگاه از آن تفقد کرده‌ای. مرا قال گذاشته‌ای و هیچ نیافته‌ای، زیرا عزیمت کردم که زبانم تجاوز نکند. bible_en_fa Ye have shamed the counsel of the poor, because the LORD is his refuge. و اما کارهای آدمیان به کلام لبهای تو؛ خود را از راههای ظالم نگاه داشتم. bible_en_fa Oh that the salvation of Israel were come out of Zion! when the LORD bringeth back the captivity of his people, Jacob shall rejoice, and Israel shall be glad. قدمهایم به آثار تو قائم است، پس پایهایم نخواهد لغزید. bible_en_fa LORD, who shall abide in thy tabernacle? who shall dwell in thy holy hill? ‌ای خدا تو را خوانده‌ام زیرا که مرا اجابت خواهی نمود. گوش خود را به من فراگیر و سخن مرا بشنو. bible_en_fa He that walketh uprightly, and worketh righteousness, and speaketh the truth in his heart. رحمت های خود را امتیاز ده، ای که متوکلان خویش را به‌دست راست خود ازمخالفان ایشان می‌رهانی. bible_en_fa He that backbiteth not with his tongue, nor doeth evil to his neighbour, nor taketh up a reproach against his neighbour. مرا مثل مردمک چشم نگاه دار؛ مرا زیر سایه بال خود پنهان کن، bible_en_fa In whose eyes a vile person is contemned; but he honoureth them that fear the LORD. He that sweareth to his own hurt, and changeth not. از روی شریرانی که مرا خراب می‌سازند، ازدشمنان جانم که مرا احاطه می‌کنند. bible_en_fa He that putteth not out his money to usury, nor taketh reward against the innocent. He that doeth these things shall never be moved. دل فربه خود را بسته‌اند. به زبان خویش سخنان تکبرآمیزمی گویند. bible_en_fa Preserve me, O God: for in thee do I put my trust. الان قدمهای ما را احاطه کرده‌اند، وچشمان خود را دوخته‌اند تا ما را به زمین بیندازند. bible_en_fa O my soul, thou hast said unto the LORD, Thou art my Lord: my goodness extendeth not to thee; مثل او مثل شیری است که در دریدن حریص باشد، و مثل شیر ژیان که در بیشه خود درکمین است. bible_en_fa But to the saints that are in the earth, and to the excellent, in whom is all my delight. ‌ای خداوند برخیز و پیش روی وی درآمده، او را بینداز و جانم را از شریر به شمشیر خود برهان، bible_en_fa Their sorrows shall be multiplied that hasten after another god: their drink offerings of blood will I not offer, nor take up their names into my lips. از آدمیان، ای خداوند، به‌دست خویش، از اهل جهان که نصیب ایشان در زندگانی است. که شکم ایشان را به ذخایرخود پرساخته‌ای و از اولاد سیر شده، زیادی مال خود را برای اطفال خویش ترک می‌کنند.و اما من روی تو را در عدالت خواهم دید و چون بیدار شوم از صورت تو سیر خواهم شد. bible_en_fa The LORD is the portion of mine inheritance and of my cup: thou maintainest my lot. و اما من روی تو را در عدالت خواهم دید و چون بیدار شوم از صورت تو سیر خواهم شد. bible_en_fa The lines are fallen unto me in pleasant places; yea, I have a goodly heritage. ای خداوند! ای قوت من! تو را محبت می نمایم. bible_en_fa I will bless the LORD, who hath given me counsel: my reins also instruct me in the night seasons. خداوند صخره من است وملجا و نجات‌دهنده من. خدایم صخره من است که در او پناه می‌برم. سپر من و شاخ نجاتم و قلعه بلند من. bible_en_fa I have set the LORD always before me: because he is at my right hand, I shall not be moved. خداوند را که سزاوار کل حمد است، خواهم خواند. پس، از دشمنانم رهایی خواهم یافت. bible_en_fa Therefore my heart is glad, and my glory rejoiceth: my flesh also shall rest in hope. رسنهای موت مرا احاطه کرده، و سیلابهای شرارت مرا ترسانیده بود. bible_en_fa For thou wilt not leave my soul in hell; neither wilt thou suffer thine Holy One to see corruption. رسنهای گور دور مراگرفته بود و دامهای موت پیش روی من درآمده. bible_en_fa Thou wilt shew me the path of life: in thy presence is fulness of joy; at thy right hand there are pleasures for evermore. در تنگی خود خداوند را خواندم و نزد خدای خویش استغاثه نمودم. او آواز مرا از هیکل خودشنید و استغاثه من به حضورش به گوش وی رسید. bible_en_fa Hear the right, O LORD, attend unto my cry, give ear unto my prayer, that goeth not out of feigned lips. زمین متزلزل و مرتعش شده، اساس کوههابلرزید و متزلزل گردید چونکه خشم او افروخته شد. bible_en_fa Let my sentence come forth from thy presence; let thine eyes behold the things that are equal. دخان از بینی او برآمد و نار از دهانش ملتهب گشت و آتشها از آن افروخته گردید. bible_en_fa Thou has proved mine heart; thou hast visited me in the night; thou has tried me, and shalt find nothing; I am purposed that my mouth shall not transgress. آسمان را خم کرده، نزول فرمود و زیر پای وی تاریکی غلیظ می‌بود. bible_en_fa Concerning the works of men, by the word of thy lips I have kept me from the paths of the destroyer. برکروبی سوار شده، پرواز نمود و بر بالهای باد طیران کرد. bible_en_fa Hold up my goings in thy paths, that my footsteps slip not. تاریکی را پرده خود و خیمه‌ای گرداگرد خویش بساخت، تاریکی آبها و ابرهای متراکم را. bible_en_fa I have called upon thee, for thou wilt hear me, O God: incline thine ear unto me, and hear my speech. از تابش پیش روی وی ابرهایش می‌شتافتند، تگرگ و آتشهای افروخته. bible_en_fa Shew thy marvellous lovingkindness, O thou that savest by thy right hand them which put their trust in thee from those that rise up against them. و خداوند از آسمان رعد کرده، حضرت اعلی آواز خود را بداد، تگرگ و آتشهای افروخته را. bible_en_fa Keep me as the apple of the eye, hide me under the shadow of thy wings, پس تیرهای خود را فرستاده، ایشان را پراکنده ساخت، و برقها بینداخت وایشان را پریشان نمود. bible_en_fa From the wicked that oppress me, from my deadly enemies, who compass me about. آنگاه عمق های آب ظاهر شد و اساس ربع مسکون مکشوف گردید، از تنبیه تو‌ای خداوند، از نفخه باد بینی تو! bible_en_fa They are inclosed in their own fat: with their mouth they speak proudly. پس، از اعلی فرستاده، مرا برگرفت و ازآبهای بسیار بیرون کشید. bible_en_fa They have now compassed us in our steps: they have set their eyes bowing down to the earth; و مرا از دشمنان زورآورم رهایی داد و از خصمانم، زیرا که از من تواناتر بودند. bible_en_fa Like as a lion that is greedy of his prey, and as it were a young lion lurking in secret places. در روز بلای من پیش رویم درآمدند، لیکن خداوند تکیه گاه من بود. bible_en_fa Arise, O LORD, disappoint him, cast him down: deliver my soul from the wicked, which is thy sword: و مرابجای وسیع بیرون آورد؛ مرا نجات داد زیرا که درمن رغبت می‌داشت. bible_en_fa From men which are thy hand, O LORD, from men of the world, which have their portion in this life, and whose belly thou fillest with thy hid treasure: they are full of children, and leave the rest of their substance to their babes. خداوند موافق عدالتم مرا جزا داد و به حسب طهارت دستم مرا مکافات رسانید. bible_en_fa As for me, I will behold thy face in righteousness: I shall be satisfied, when I awake, with thy likeness. زیراکه راههای خداوند را نگاه داشته، و به خدای خویش عصیان نورزیده‌ام، bible_en_fa I will love thee, O LORD, my strength. و جمیع احکام اوپیش روی من بوده است و فرائض او را از خوددور نکرده‌ام، bible_en_fa The LORD is my rock, and my fortress, and my deliverer; my God, my strength, in whom I will trust; my buckler, and the horn of my salvation, and my high tower. و نزد او بی‌عیب بوده‌ام وخویشتن را از گناه خود نگاه داشته‌ام. bible_en_fa I will call upon the LORD, who is worthy to be praised: so shall I be saved from mine enemies. پس خداوند مرا موافق عدالتم پاداش داده است و به حسب طهارت دستم در نظر وی. bible_en_fa The sorrows of death compassed me, and the floods of ungodly men made me afraid. خویشتن رابا رحیم، رحیم می‌نمایی، و با مرد کامل، خود راکامل می‌نمایی. bible_en_fa The sorrows of hell compassed me about: the snares of death prevented me. خویشتن را با طاهر، طاهرمی نمایی و با مکار، به مکر رفتار می‌کنی. bible_en_fa In my distress I called upon the LORD, and cried unto my God: he heard my voice out of his temple, and my cry came before him, even into his ears. زیراقوم مظلوم را خواهی رهانید و چشمان متکبران را به زیر خواهی انداخت. bible_en_fa Then the earth shook and trembled; the foundations also of the hills moved and were shaken, because he was wroth. زیرا که تو چراغ مراخواهی افروخت؛ یهوه خدایم تاریکی مرا روشن خواهد گردانید. bible_en_fa There went up a smoke out of his nostrils, and fire out of his mouth devoured: coals were kindled by it. زیرا به مدد تو بر فوجها حمله می‌برم و به خدای خود از حصارها برمی جهم. bible_en_fa He bowed the heavens also, and came down: and darkness was under his feet. و اما خدا طریق او کامل است و کلام خداوندمصفی. او برای همه متوکلان خود سپر است، bible_en_fa And he rode upon a cherub, and did fly: yea, he did fly upon the wings of the wind. زیرا کیست خدا غیر از یهوه؟ و کیست صخره‌ای غیر از خدای ما؟ bible_en_fa He made darkness his secret place; his pavilion round about him were dark waters and thick clouds of the skies. خدایی که کمر مرابه قوت بسته و راههای مرا کامل گردانیده است. bible_en_fa At the brightness that was before him his thick clouds passed, hail stones and coals of fire. پایهای مرا مثل آهو ساخته و مرا به مقامهای اعلای من برپا داشته است. bible_en_fa The LORD also thundered in the heavens, and the Highest gave his voice; hail stones and coals of fire. دستهای مرا برای جنگ تعلیم داده است، که کمان برنجین به بازوی من خم شد. bible_en_fa Yea, he sent out his arrows, and scattered them; and he shot out lightnings, and discomfited them. سپر نجات خود را به من داده‌ای. دست راستت عمود من شده و مهربانی تو مرابزرگ ساخته است. bible_en_fa Then the channels of waters were seen, and the foundations of the world were discovered at thy rebuke, O LORD, at the blast of the breath of thy nostrils. قدمهایم را زیرم وسعت دادی که پایهای من نلغزید. bible_en_fa He sent from above, he took me, he drew me out of many waters. دشمنان خود راتعاقب نموده، بدیشان خواهم رسید و تا تلف نشوند بر نخواهم گشت. bible_en_fa He delivered me from my strong enemy, and from them which hated me: for they were too strong for me. ایشان را فرو خواهم کوفت که نتوانند برخاست و زیر پاهای من خواهند افتاد. bible_en_fa They prevented me in the day of my calamity: but the LORD was my stay. زیرا کمر مرا برای جنگ به قوت بسته‌ای و مخالفانم را زیر پایم انداخته‌ای. bible_en_fa He brought me forth also into a large place; he delivered me, because he delighted in me. گردنهای دشمنانم را به من تسلیم کرده‌ای تاخصمان خود را نابود بسازم. bible_en_fa The LORD rewarded me according to my righteousness; according to the cleanness of my hands hath he recompensed me. فریاد برآوردنداما رهاننده‌ای نبود نزد خداوند، ولی ایشان رااجابت نکرد. bible_en_fa For I have kept the ways of the LORD, and have not wickedly departed from my God. ایشان را چون غبار پیش بادساییده‌ام؛ مثل گل کوچه‌ها ایشان را دور ریخته‌ام. bible_en_fa For all his judgments were before me, and I did not put away his statutes from me. مرا از منازعه قوم رهانیده، سر امت هاساخته‌ای. قومی را که نشناخته بودم، مرا خدمت می‌نمایند. bible_en_fa I was also upright before him, and I kept myself from mine iniquity. به مجرد شنیدن مرا اطاعت خواهند کرد؛ فرزندان غربا نزد من تذلل خواهندنمود. bible_en_fa Therefore hath the LORD recompensed me according to my righteousness, according to the cleanness of my hands in his eyesight. فرزندان غربا پژمرده می‌شوند و درقلعه های خود خواهند لرزید. bible_en_fa With the merciful thou wilt shew thyself merciful; with an upright man thou wilt shew thyself upright; خداوند زنده است و صخره من متبارک باد، و خدای نجات من متعال! bible_en_fa With the pure thou wilt shew thyself pure; and with the froward thou wilt shew thyself froward. خدایی که برای من انتقام می‌گیرد وقوم‌ها را زیر من مغلوب می‌سازد. bible_en_fa For thou wilt save the afflicted people; but wilt bring down high looks. مرا ازدشمنانم رهانیده، برخصمانم بلند کرده‌ای و ازمرد ظالم مرا خلاصی داده‌ای! bible_en_fa For thou wilt light my candle: the LORD my God will enlighten my darkness. لهذا‌ای خداوند تو را در میان امت‌ها حمد خواهم گفت وبه نام تو سرود خواهم خواند.که نجات عظیمی به پادشاه خود داده و به مسیح خویش رحمت نموده است. یعنی به داود و ذریت او تاابدالاباد. bible_en_fa For by thee I have run through a troop; and by my God have I leaped over a wall. که نجات عظیمی به پادشاه خود داده و به مسیح خویش رحمت نموده است. یعنی به داود و ذریت او تاابدالاباد. bible_en_fa As for God, his way is perfect: the word of the LORD is tried: he is a buckler to all those that trust in him. آسمان جلال خدا را بیان می‌کند وفلک از عمل دستهایش خبر می‌دهد. bible_en_fa For who is God save the LORD? or who is a rock save our God? روز سخن می‌راند تا روز و شب معرفت را اعلان می‌کند تا شب. bible_en_fa It is God that girdeth me with strength, and maketh my way perfect. سخن نیست و کلامی نی و آوازآنها شنیده نمی شود. bible_en_fa He maketh my feet like hinds' feet, and setteth me upon my high places. قانون آنها در تمام جهان بیرون رفت و بیان آنها تا اقصای ربع مسکون. bible_en_fa He teacheth my hands to war, so that a bow of steel is broken by mine arms. خیمه‌ای برای آفتاب در آنها قرار داد؛ و او مثل داماد از حجله خود بیرون می‌آید و مثل پهلوان ازدویدن در میدان شادی می‌کند. bible_en_fa Thou hast also given me the shield of thy salvation: and thy right hand hath holden me up, and thy gentleness hath made me great. خروجش ازکرانه آسمان است و مدارش تا به کرانه دیگر؛ وهیچ‌چیز از حرارتش مستور نیست. bible_en_fa Thou hast enlarged my steps under me, that my feet did not slip. شریعت خداوند کامل است و جان رابرمی گرداند؛ شهادات خداوند امین است و جاهل را حکیم می‌گرداند. bible_en_fa I have pursued mine enemies, and overtaken them: neither did I turn again till they were consumed. فرایض خداوند راست است و دل را شاد می‌سازد. امر خداوند پاک است و چشم را روشن می‌کند. bible_en_fa I have wounded them that they were not able to rise: they are fallen under my feet. ترس خداوند طاهراست و ثابت تا ابدالاباد. احکام خداوند حق وتمام عدل است. bible_en_fa For thou hast girded me with strength unto the battle: thou hast subdued under me those that rose up against me. از طلا مرغوب تر و از زرخالص بسیار. از شهد شیرینتر و از قطرات شانه عسل. bible_en_fa Thou hast also given me the necks of mine enemies; that I might destroy them that hate me. بنده تو نیز از آنها متنبه می‌شود، و درحفظ آنها ثواب عظیمی است. bible_en_fa They cried, but there was none to save them: even unto the LORD, but he answered them not. کیست که سهوهای خود را بداند؟ مرا ازخطایای مخفی‌ام طاهر ساز. bible_en_fa Then did I beat them small as the dust before the wind: I did cast them out as the dirt in the streets. بنده ات را نیز ازاعمال متکبرانه باز دار تا بر من مسلط نشود؛ آنگاه بی‌عیب و از گناه عظیم مبرا خواهم بود.سخنان زبانم و تفکر دلم منظور نظر تو باشد، ای خداوند که صخره من و نجات‌دهنده من هستی! bible_en_fa Thou hast delivered me from the strivings of the people; and thou hast made me the head of the heathen: a people whom I have not known shall serve me. سخنان زبانم و تفکر دلم منظور نظر تو باشد، ای خداوند که صخره من و نجات‌دهنده من هستی! bible_en_fa As soon as they hear of me, they shall obey me: the strangers shall submit themselves unto me. خداوند تو را در روز تنگی مستجاب فرماید. نام خدای یعقوب تو را سرافرازنماید. bible_en_fa The strangers shall fade away, and be afraid out of their close places. نصرت برای تو از قدس خود بفرستد وتو را از صهیون تایید نماید. bible_en_fa The LORD liveth; and blessed be my rock; and let the God of my salvation be exalted. جمیع هدایای تو رابه یاد آورد و قربانی های سوختنی تو را قبول فرماید. سلاه. bible_en_fa It is God that avengeth me, and subdueth the people under me. موافق دل تو به تو عطا فرماید وهمه مشورتهای تو را به انجام رساند. bible_en_fa He delivereth me from mine enemies: yea, thou liftest me up above those that rise up against me: thou hast delivered me from the violent man. به نجات تو خواهیم سرایید و به نام خدای خود، علم خود را خواهیم افراشت. خداوندتمامی مسالت تو را به انجام خواهد رسانید. bible_en_fa Therefore will I give thanks unto thee, O LORD, among the heathen, and sing praises unto thy name. الان دانسته‌ام که خداوند مسیح خود رامی رهاند. از فلک قدس خود او را اجابت خواهدنمود، به قوت نجات‌بخش دست راست خویش. bible_en_fa Great deliverance giveth he to his king; and sheweth mercy to his anointed, to David, and to his seed for evermore. اینان ارابه‌ها را و آنان اسبها را، اما ما نام یهوه خدای خود را ذکر خواهیم نمود. bible_en_fa The heavens declare the glory of God; and the firmament sheweth his handywork. ایشان خم شده، افتاده‌اند و اما ما برخاسته، ایستاده‌ایم.‌ای خداوند نجات بده! پادشاه در روزی که بخوانیم، ما را مستجاب فرماید. bible_en_fa Day unto day uttereth speech, and night unto night sheweth knowledge. ‌ای خداوند نجات بده! پادشاه در روزی که بخوانیم، ما را مستجاب فرماید. bible_en_fa There is no speech nor language, where their voice is not heard. ای خداوند در قوت تو پادشاه شادی می کند و در نجات تو چه بسیار به وجدخواهد آمد. bible_en_fa Their line is gone out through all the earth, and their words to the end of the world. In them hath he set a tabernacle for the sun, مراد دل او را به وی بخشیدی و مسالت زبانش را از او دریغ نداشتی. سلاه. bible_en_fa Which is as a bridegroom coming out of his chamber, and rejoiceth as a strong man to run a race. زیرابه برکات نیکو بر مراد او سبقت جستی. تاجی اززر خالص برسر وی نهادی. bible_en_fa His going forth is from the end of the heaven, and his circuit unto the ends of it: and there is nothing hid from the heat thereof. حیات را از توخواست و آن را به وی دادی، و طول ایام را تاابدالاباد. bible_en_fa The law of the LORD is perfect, converting the soul: the testimony of the LORD is sure, making wise the simple. جلال او به‌سبب نجات تو عظیم شده. اکرام و حشمت را بر او نهاده‌ای. bible_en_fa The statutes of the LORD are right, rejoicing the heart: the commandment of the LORD is pure, enlightening the eyes. زیرا او رامبارک ساخته‌ای تا ابدالاباد. به حضور خود او رابی نهایت شادمان گردانیده‌ای. bible_en_fa The fear of the LORD is clean, enduring for ever: the judgments of the LORD are true and righteous altogether. زیرا که پادشاه برخداوند توکل می‌دارد، و به رحمت حضرت اعلی جنبش نخواهد خورد. bible_en_fa More to be desired are they than gold, yea, than much fine gold: sweeter also than honey and the honeycomb. دست تو همه دشمنانت را خواهد دریافت. دست راست تو آنانی را که از تو نفرت دارندخواهد دریافت. bible_en_fa Moreover by them is thy servant warned: and in keeping of them there is great reward. در وقت غضب خود، ایشان راچون تنور آتش خواهی ساخت. خداوند ایشان را در خشم خود خواهد بلعید و آتش ایشان راخواهد خورد. bible_en_fa Who can understand his errors? cleanse thou me from secret faults. ثمره ایشان را از زمین هلاک خواهی ساخت و ذریت ایشان را از میان بنی آدم. bible_en_fa Keep back thy servant also from presumptuous sins; let them not have dominion over me: then shall I be upright, and I shall be innocent from the great transgression. زیرا قصد بدی برای تو کردند و مکایدی رااندیشیدند که آن را نتوانستند بجا آورد. bible_en_fa Let the words of my mouth, and the meditation of my heart, be acceptable in thy sight, O LORD, my strength, and my redeemer. زیراکه ایشان را روگردان خواهی ساخت. بر زههای خود تیرها را به روی ایشان نشان خواهی گرفت.‌ای خداوند در قوت خود متعال شو. جبروت تو را ترنم و تسبیح خواهیم خواند. bible_en_fa The LORD hear thee in the day of trouble; the name of the God of Jacob defend thee; ‌ای خداوند در قوت خود متعال شو. جبروت تو را ترنم و تسبیح خواهیم خواند. bible_en_fa Send thee help from the sanctuary, and strengthen thee out of Zion; ای خدای من، ای خدای من، چرا مراترک کرده‌ای و از نجات من و سخنان فریادم دور هستی؟ bible_en_fa Remember all thy offerings, and accept thy burnt sacrifice; Selah. ‌ای خدای من در روز می خوانم و مرا اجابت نمی کنی. در شب نیز و مراخاموشی نیست. bible_en_fa Grant thee according to thine own heart, and fulfil all thy counsel. و اما تو قدوس هستی، ای که بر تسبیحات اسرائیل نشسته‌ای. bible_en_fa We will rejoice in thy salvation, and in the name of our God we will set up our banners: the LORD fulfil all thy petitions. پدران ما بر توتوکل داشتند. بر تو توکل داشتند و ایشان راخلاصی دادی. bible_en_fa Now know I that the LORD saveth his anointed; he will hear him from his holy heaven with the saving strength of his right hand. نزد تو فریاد برآوردند و رهایی یافتند. بر تو توکل داشتند، پس خجل نشدند. bible_en_fa Some trust in chariots, and some in horses: but we will remember the name of the LORD our God. و اما من کرم هستم و انسان نی. عار آدمیان هستم و حقیر شمرده شده قوم. bible_en_fa They are brought down and fallen: but we are risen, and stand upright. هرکه مرا بیند به من استهزا می‌کند. لبهای خود را باز می‌کنند وسرهای خود را می‌جنبانند (و می‌گویند): bible_en_fa Save, LORD: let the king hear us when we call. «برخداوند توکل کن پس او را خلاصی بدهد. او رابرهاند چونکه به وی رغبت می‌دارد.» bible_en_fa The king shall joy in thy strength, O LORD; and in thy salvation how greatly shall he rejoice! زیرا که تومرا از شکم بیرون آوردی؛ وقتی که بر آغوش مادر خود بودم مرا مطمئن ساختی. bible_en_fa Thou hast given him his heart's desire, and hast not withholden the request of his lips. Selah. از رحم برتو انداخته شدم. از شکم مادرم خدای من توهستی. bible_en_fa For thou preventest him with the blessings of goodness: thou settest a crown of pure gold on his head. از من دور مباش زیرا تنگی نزدیک است. و کسی نیست که مدد کند. bible_en_fa He asked life of thee, and thou gavest it him, even length of days for ever and ever. گاوان نربسیار دور مرا گرفته‌اند. زورمندان باشان مرااحاطه کرده‌اند. bible_en_fa His glory is great in thy salvation: honour and majesty hast thou laid upon him. دهان خود را بر من باز کردند، مثل شیر درنده غران. bible_en_fa For thou hast made him most blessed for ever: thou hast made him exceeding glad with thy countenance. مثل آب ریخته شده‌ام. وهمه استخوانهایم از هم گسیخته. دلم مثل موم گردیده، در میان احشایم گداخته شده است. bible_en_fa For the king trusteth in the LORD, and through the mercy of the most High he shall not be moved. قوت من مثل سفال خشک شده و زبانم به کامم چسبیده. و مرا به خاک موت نهاده‌ای. bible_en_fa Thine hand shall find out all thine enemies: thy right hand shall find out those that hate thee. زیراسگان دور مرا گرفته‌اند. جماعت اشرار مرا احاطه کرده، دستها و پایهای مرا سفته‌اند. bible_en_fa Thou shalt make them as a fiery oven in the time of thine anger: the LORD shall swallow them up in his wrath, and the fire shall devour them. همه استخوانهای خود را می‌شمارم. ایشان به من چشم دوخته، می‌نگرند. bible_en_fa Their fruit shalt thou destroy from the earth, and their seed from among the children of men. رخت مرا در میان خود تقسیم کردند. و بر لباس من قرعه انداختند. bible_en_fa For they intended evil against thee: they imagined a mischievous device, which they are not able to perform. اما تو‌ای خداوند دور مباش. ای قوت من برای نصرت من شتاب کن. bible_en_fa Therefore shalt thou make them turn their back, when thou shalt make ready thine arrows upon thy strings against the face of them. جان مرا از شمشیرخلاص کن. و یگانه مرا از دست سگان. bible_en_fa Be thou exalted, LORD, in thine own strength: so will we sing and praise thy power. مرا ازدهان شیر خلاصی ده. ای که از میان شاخهای گاووحشی مرا اجابت کرده‌ای. bible_en_fa My God, my God, why hast thou forsaken me? why art thou so far from helping me, and from the words of my roaring? نام تو را به برادران خود اعلام خواهم کرد. در میان جماعت تو راتسبیح خواهم خواند. bible_en_fa O my God, I cry in the daytime, but thou hearest not; and in the night season, and am not silent. ‌ای ترسندگان خداوند او را حمد گویید. تمام ذریت یعقوب او را تمجید نمایید. و جمیع ذریت اسرائیل از وی بترسید. bible_en_fa But thou art holy, O thou that inhabitest the praises of Israel. زیرا مسکنت مسکین را حقیر و خوار نشمرده، و روی خود رااز او نپوشانیده است. و چون نزد وی فریاد برآورداو را اجابت فرمود. bible_en_fa Our fathers trusted in thee: they trusted, and thou didst deliver them. تسبیح من در جماعت بزرگ از تو است. نذرهای خود را به حضورترسندگانت ادا خواهم نمود. bible_en_fa They cried unto thee, and were delivered: they trusted in thee, and were not confounded. حلیمان غذاخورده، سیر خواهند شد. و طالبان خداوند او راتسبیح خواهند خواند. و دلهای شما زیست خواهد کرد تا ابدالاباد. bible_en_fa But I am a worm, and no man; a reproach of men, and despised of the people. جمیع کرانه های زمین متذکر شده، بسوی خداوند بازگشت خواهندنمود. و همه قبایل امت‌ها به حضور تو سجده خواهند کرد. bible_en_fa All they that see me laugh me to scorn: they shoot out the lip, they shake the head saying, زیرا سلطنت از آن خداونداست. و او بر امت‌ها مسلط است. bible_en_fa He trusted on the LORD that he would deliver him: let him deliver him, seeing he delighted in him. همه متمولان زمین غذا خورده، سجده خواهند کرد. وبه حضور وی هر‌که به خاک فرو می‌رود رکوع خواهد نمود. و کسی جان خود را زنده نخواهدساخت. bible_en_fa But thou art he that took me out of the womb: thou didst make me hope when I was upon my mother's breasts. ذریتی او را عبادت خواهند کرد ودرباره خداوند طبقه بعد را اخبار خواهند نمود.ایشان خواهند آمد و از عدالت او خبرخواهند داد، قومی را که متولد خواهند شد که اواین کار کرده است. bible_en_fa I was cast upon thee from the womb: thou art my God from my mother's belly. ایشان خواهند آمد و از عدالت او خبرخواهند داد، قومی را که متولد خواهند شد که اواین کار کرده است. bible_en_fa Be not far from me; for trouble is near; for there is none to help. خداوند شبان من است. محتاج به هیچ چیز نخواهم بود. bible_en_fa Many bulls have compassed me: strong bulls of Bashan have beset me round. در مرتعهای سبزمرا می‌خواباند. نزد آبهای راحت مرا رهبری می‌کند. bible_en_fa They gaped upon me with their mouths, as a ravening and a roaring lion. جان مرا برمی گرداند. و به‌خاطر نام خود به راههای عدالت هدایتم می‌نماید. bible_en_fa I am poured out like water, and all my bones are out of joint: my heart is like wax; it is melted in the midst of my bowels. چون در وادی سایه موت نیز راه روم از بدی نخواهم ترسید زیرا تو با من هستی. عصا و چوب دستی تومرا تسلی خواهد داد. bible_en_fa My strength is dried up like a potsherd; and my tongue cleaveth to my jaws; and thou hast brought me into the dust of death. سفره‌ای برای من به حضور دشمنانم می‌گسترانی. سر مرا به روغن تدهین کرده‌ای و کاسه‌ام لبریز شده است.هرآینه نیکویی و رحمت تمام ایام عمرم در‌پی من خواهد بود. و در خانه خداوند ساکن خواهم بود تا ابدالاباد. bible_en_fa For dogs have compassed me: the assembly of the wicked have inclosed me: they pierced my hands and my feet. هرآینه نیکویی و رحمت تمام ایام عمرم در‌پی من خواهد بود. و در خانه خداوند ساکن خواهم بود تا ابدالاباد. bible_en_fa I may tell all my bones: they look and stare upon me. زمین و پری آن از آن خداوند است. ربع مسکون و ساکنان آن. bible_en_fa They part my garments among them, and cast lots upon my vesture. زیرا که اواساس آن را بر دریاها نهاد. و آن را بر نهرها ثابت گردانید. bible_en_fa But be not thou far from me, O LORD: O my strength, haste thee to help me. کیست که به کوه خداوند برآید؟ وکیست که به مکان قدس او ساکن شود؟ bible_en_fa Deliver my soul from the sword; my darling from the power of the dog. او که پاک دست و صاف دل باشد، که جان خود را به بطالت ندهد و قسم دروغ نخورد. bible_en_fa Save me from the lion's mouth: for thou hast heard me from the horns of the unicorns. او برکت را ازخداوند خواهد یافت. و عدالت را از خدای نجات خود. bible_en_fa I will declare thy name unto my brethren: in the midst of the congregation will I praise thee. این است طبقه طالبان او. طالبان روی تو‌ای (خدای ) یعقوب. سلاه. bible_en_fa Ye that fear the LORD, praise him; all ye the seed of Jacob, glorify him; and fear him, all ye the seed of Israel. ‌ای دروازه‌ها سرهای خود را برافرازید! ای درهای ابدی برافراشته شوید تا پادشاه جلال داخل شود! bible_en_fa For he hath not despised nor abhorred the affliction of the afflicted; neither hath he hid his face from him; but when he cried unto him, he heard. این پادشاه جلال کیست؟ خداوندقدیر و جبار؟ خداوند که در جنگ جبار است. bible_en_fa My praise shall be of thee in the great congregation: I will pay my vows before them that fear him. ‌ای دروازه‌ها، سرهای خود را برافرازید! ای درهای ابدی برافرازید تا پادشاه جلال داخل شود!این پادشاه جلال کیست؟ یهوه صبایوت پادشاه جلال اوست. سلاه. bible_en_fa The meek shall eat and be satisfied: they shall praise the LORD that seek him: your heart shall live for ever. این پادشاه جلال کیست؟ یهوه صبایوت پادشاه جلال اوست. سلاه. bible_en_fa All the ends of the world shall remember and turn unto the LORD: and all the kindreds of the nations shall worship before thee. ای خداوند بسوی تو جان خود رابرمی افرازم. ای خدای من بر تو توکل می‌دارم. bible_en_fa For the kingdom is the LORD's: and he is the governor among the nations. پس مگذار که خجل بشوم و دشمنانم بر من فخر نمایند. bible_en_fa All they that be fat upon earth shall eat and worship: all they that go down to the dust shall bow before him: and none can keep alive his own soul. بلی هر‌که انتظار تو می‌کشدخجل نخواهد شد. آنانی که بی‌سبب خیانت می‌کنند خجل خواهند گردید. bible_en_fa A seed shall serve him; it shall be accounted to the Lord for a generation. ‌ای خداوندطریق های خود را به من بیاموز و راههای خویش را به من تعلیم ده. bible_en_fa They shall come, and shall declare his righteousness unto a people that shall be born, that he hath done this. مرا به راستی خود سالک گردان و مرا تعلیم ده زیرا تو خدای نجات من هستی. تمامی روز منتظر تو بوده‌ام. bible_en_fa The LORD is my shepherd; I shall not want. ‌ای خداونداحسانات و رحمت های خود را بیاد آور چونکه آنها از ازل بوده است. bible_en_fa He maketh me to lie down in green pastures: he leadeth me beside the still waters. خطایای جوانی وعصیانم را بیاد میاور. ای خداوند به رحمت خودو به‌خاطر نیکویی خویش مرا یاد کن. bible_en_fa He restoreth my soul: he leadeth me in the paths of righteousness for his name's sake. خداوندنیکو و عادل است. پس به گناه کاران طریق راخواهد آموخت. bible_en_fa Yea, though I walk through the valley of the shadow of death, I will fear no evil: for thou art with me; thy rod and thy staff they comfort me. مسکینان را به انصاف رهبری خواهد کرد و به مسکینان طریق خود را تعلیم خواهد داد. bible_en_fa Thou preparest a table before me in the presence of mine enemies: thou anointest my head with oil; my cup runneth over. همه راههای خداوند رحمت وحق است برای آنانی که عهد و شهادات او را نگاه می‌دارند. bible_en_fa Surely goodness and mercy shall follow me all the days of my life: and I will dwell in the house of the LORD for ever. ‌ای خداوند به‌خاطر اسم خود، گناه مرابیامرز زیرا که بزرگ است. bible_en_fa The earth is the LORD's, and the fulness thereof; the world, and they that dwell therein. کیست آن آدمی که از خداوند می‌ترسد؟ او را بطریقی که اختیار کرده است خواهد آموخت. bible_en_fa For he hath founded it upon the seas, and established it upon the floods. جان او در نیکویی شب را بسر خواهد برد. و ذریت او وارث زمین خواهند شد. bible_en_fa Who shall ascend into the hill of the LORD? or who shall stand in his holy place? سر خداوند با ترسندگان او است و عهد او تا ایشان را تعلیم دهد. bible_en_fa He that hath clean hands, and a pure heart; who hath not lifted up his soul unto vanity, nor sworn deceitfully. چشمان من دائم بسوی خداوند است زیرا که او پایهای مرااز دام بیرون می‌آورد. bible_en_fa He shall receive the blessing from the LORD, and righteousness from the God of his salvation. بر من ملتفت شده، رحمت بفرما زیرا که منفرد و مسکین هستم. bible_en_fa This is the generation of them that seek him, that seek thy face, O Jacob. Selah. تنگیهای دل من زیاد شده است. مرا ازمشقت های من بیرون آور. bible_en_fa Lift up your head, O ye gates; and be ye lift up, ye everlasting doors; and the King of glory shall come in. بر مسکنت و رنج من نظر افکن و جمیع خطایایم را بیامرز. bible_en_fa Who is this King of glory? The LORD strong and mighty, the LORD mighty in battle. بردشمنانم نظر کن زیرا که بسیارند و به کینه تلخ به من کینه می‌ورزند. bible_en_fa Lift up your heads, O ye gates; even lift them up, ye everlasting doors; and the King of glory shall come in. جانم را حفظ کن و مرارهایی ده تا خجل نشوم زیرا بر تو توکل دارم. bible_en_fa Who is this King of glory? The LORD of hosts, he is the King of glory. Selah. کمال و راستی حافظ من باشند زیرا که منتظرتو هستم.‌ای خدا اسرائیل را خلاصی ده، ازجمیع مشقتهای وی. bible_en_fa Unto thee, O LORD, do I lift up my soul. ‌ای خدا اسرائیل را خلاصی ده، ازجمیع مشقتهای وی. bible_en_fa O my God, I trust in thee: let me not be ashamed, let not mine enemies triumph over me. ای خداوند مرا داد بده زیرا که من درکمال خود رفتار نموده‌ام و بر خداوندتوکل داشته‌ام، پس نخواهم لغزید. bible_en_fa Yea, let none that wait on thee be ashamed: let them be ashamed which transgress without cause. ‌ای خداوندمرا امتحان کن و مرا بیازما. باطن و قلب مرا مصفی گردان. bible_en_fa Shew me thy ways, O LORD; teach me thy paths. زیرا که رحمت تو در مد نظر من است ودر راستی تو رفتار نموده‌ام bible_en_fa Lead me in thy truth, and teach me: for thou art the God of my salvation; on thee do I wait all the day. با مردان باطل ننشسته‌ام و با منافقین داخل نخواهم شد. bible_en_fa Remember, O LORD, thy tender mercies and thy lovingkindnesses; for they have been ever of old. ازجماعت بدکاران نفرت می‌دارم و با طالحین نخواهم نشست. bible_en_fa Remember not the sins of my youth, nor my transgressions: according to thy mercy remember thou me for thy goodness' sake, O LORD. دستهای خود را در صفامی شویم. مذبح تو را‌ای خداوند طواف خواهم نمود. bible_en_fa Good and upright is the LORD: therefore will he teach sinners in the way. تا آواز حمد تو را بشنوانم و عجایب تو رااخبار نمایم. bible_en_fa The meek will he guide in judgment: and the meek will he teach his way. ‌ای خداوند محل خانه تو را دوست می‌دارم و مقام سکونت جلال تو را. bible_en_fa All the paths of the LORD are mercy and truth unto such as keep his covenant and his testimonies. جانم را با گناهکاران جمع مکن و نه حیات مرا با مردمان خون ریز. bible_en_fa For thy name's sake, O LORD, pardon mine iniquity; for it is great. که در دستهای ایشان آزار است و دست راست ایشان پر از رشوه است. bible_en_fa What man is he that feareth the LORD? him shall he teach in the way that he shall choose. و اما من درکمال خود سالک می‌باشم. مرا خلاصی ده و برمن رحم فرما.پایم در جای هموار ایستاده است. خداوند را در جماعت‌ها متبارک خواهم خواند. bible_en_fa His soul shall dwell at ease; and his seed shall inherit the earth. پایم در جای هموار ایستاده است. خداوند را در جماعت‌ها متبارک خواهم خواند. bible_en_fa The secret of the LORD is with them that fear him; and he will shew them his covenant. خداوند نور من و نجات من است از که بترسم؟ خداوند ملجای جان من است از که هراسان شوم؟ bible_en_fa Mine eyes are ever toward the LORD; for he shall pluck my feet out of the net. چون شریران بر من نزدیک آمدند تا گوشت مرا بخورند، یعنی خصمان ودشمنانم، ایشان لغزیدند و افتادند. bible_en_fa Turn thee unto me, and have mercy upon me; for I am desolate and afflicted. اگر لشکری بر فرود آید دلم نخواهد ترسید. اگر جنگ بر من برپا شود، در این نیز اطمینان خواهم داشت. bible_en_fa The troubles of my heart are enlarged: O bring thou me out of my distresses. یک چیز از خداوند خواستم و آن را خواهم طلبید: که تمام ایام عمرم در خانه خداوند ساکن باشم تاجمال خداوند را مشاهده کنم و در هیکل او تفکرنمایم. bible_en_fa Look upon mine affliction and my pain; and forgive all my sins. زیرا که در روز بلا مرا در سایبان خودنهفته، در پرده خیمه خود مرا مخفی خواهدداشت و مرا بر صخره بلند خواهد ساخت. bible_en_fa Consider mine enemies; for they are many; and they hate me with cruel hatred. والان سرم بر دشمنانم گرداگردم برافراشته خواهدشد. قربانی های شادکامی را در خیمه او خواهم گذرانید و برای خداوند سرود و تسبیح خواهم خواند. bible_en_fa O keep my soul, and deliver me: let me not be ashamed; for I put my trust in thee. ‌ای خداوند چون به آواز خود می‌خوانم مرابشنو و رحمت فرموده، مرا مستجاب فرما. bible_en_fa Let integrity and uprightness preserve me; for I wait on thee. دل من به تو می‌گوید (که گفته‌ای ): «روی مرا بطلبید.» بلی روی تو را‌ای خداوند خواهم طلبید. bible_en_fa Redeem Israel, O God, out of all his troubles. روی خود را از من مپوشان و بنده خود را در خشم برمگردان. تو مددکار من بوده‌ای. ای خدای نجاتم، مرا رد مکن و ترک منما. bible_en_fa Judge me, O LORD; for I have walked in mine integrity: I have trusted also in the LORD; therefore I shall not slide. چون پدر ومادرم مرا ترک کنند، آنگاه خداوند مرا برمی دارد. bible_en_fa Examine me, O LORD, and prove me; try my reins and my heart. ‌ای خداوند طریق خود را به من بیاموز و به‌سبب دشمنانم مرا به راه راست هدایت فرما. bible_en_fa For thy lovingkindness is before mine eyes: and I have walked in thy truth. مرا به خواهش خصمانم مسپار، زیرا که شهودکذبه و دمندگان ظلم بر من برخاسته‌اند. bible_en_fa I have not sat with vain persons, neither will I go in with dissemblers. اگرباور نمی کردم که احسان خداوند را در زمین زندگان ببینم.برای خداوند منتظر باش و قوی شو و دلت را تقویت خواهد داد. بلی منتظرخداوند باش. bible_en_fa I have hated the congregation of evil doers; and will not sit with the wicked. برای خداوند منتظر باش و قوی شو و دلت را تقویت خواهد داد. بلی منتظرخداوند باش. bible_en_fa I will wash mine hands in innocency: so will I compass thine altar, O LORD: ای خداوند، نزد تو فریاد برمی آورم. ای صخره من، از من خاموش مباش. مبادا اگر از من خاموش شوی، مثل آنانی باشم که به حفره فرو می‌روند. bible_en_fa That I may publish with the voice of thanksgiving, and tell of all thy wondrous works. آواز تضرع مرا بشنو چون نزد تو استغاثه می‌کنم و دست خود را به محراب قدس تو برمی افرازم. bible_en_fa LORD, I have loved the habitation of thy house, and the place where thine honour dwelleth. مرا با شریران و بدکاران مکش که با همسایگان خود سخن صلح‌آمیزمی گویند و آزار در دل ایشان است. bible_en_fa Gather not my soul with sinners, nor my life with bloody men: آنها را به حسب کردار ایشان و موافق اعمال زشت ایشان بده آنها را مطابق عمل دست ایشان بده و رفتارایشان را به خود ایشان رد نما. bible_en_fa In whose hands is mischief, and their right hand is full of bribes. چونکه در اعمال خداوند و صنعت دست وی تفکر نمی کنند. ایشان را منهدم خواهی ساخت و بنا نخواهی نمود. bible_en_fa But as for me, I will walk in mine integrity: redeem me, and be merciful unto me. خداوند متبارک باد زیرا که آواز تضرع مراشنیده است. bible_en_fa My foot standeth in an even place: in the congregations will I bless the LORD. خداوند قوت من و سپر من است. دلم بر او توکل داشت و مدد یافته‌ام. پس دل من به وجد آمده است و به‌سرود خود او را حمدخواهم گفت. bible_en_fa The LORD is my light and my salvation; whom shall I fear? the LORD is the strength of my life; of whom shall I be afraid? خداوند قوت ایشان است و برای مسیح خود قلعه نجات.قوم خود را نجات ده ومیراث خود را مبارک فرما. ایشان را رعایت کن وبرافراز تا ابدالاباد. bible_en_fa When the wicked, even mine enemies and my foes, came upon me to eat up my flesh, they stumbled and fell. قوم خود را نجات ده ومیراث خود را مبارک فرما. ایشان را رعایت کن وبرافراز تا ابدالاباد. bible_en_fa Though an host should encamp against me, my heart shall not fear: though war should rise against me, in this will I be confident. ای فرزندان خدا، خداوند را توصیف کنید. جلال و قوت را برای خداوندتوصیف نمایید. bible_en_fa One thing have I desired of the LORD, that will I seek after; that I may dwell in the house of the LORD all the days of my life, to behold the beauty of the LORD, and to inquire in his temple. خداوند را به جلال اسم اوتمجید نمایید. خداوند را در زینت قدوسیت سجده کنید. bible_en_fa For in the time of trouble he shall hide me in his pavilion: in the secret of his tabernacle shall he hide me; he shall set me up upon a rock. آواز خداوند فوق آبها است. خدای جلال رعد می‌دهد. خداوند بالای آبهای بسیار است. bible_en_fa And now shall mine head be lifted up above mine enemies round about me: therefore will I offer in his tabernacle sacrifices of joy; I will sing, yea, I will sing praises unto the LORD. آواز خداوند با قوت است. آوازخداوند با جلال است. bible_en_fa Hear, O LORD, when I cry with my voice: have mercy also upon me, and answer me. آواز خداوند سروهای آزاد را می‌شکند. خداوند سروهای آزاد لبنان رامی شکند. bible_en_fa When thou saidst, Seek ye my face; my heart said unto thee, Thy face, LORD, will I seek. آنها را مثل گوساله می‌جهاند. لبنان وسریون را مثل بچه گاو وحشی. bible_en_fa Hide not thy face far from me; put not thy servant away in anger: thou hast been my help; leave me not, neither forsake me, O God of my salvation. آواز خداوندزبانه های آتش را می‌شکافد. bible_en_fa When my father and my mother forsake me, then the LORD will take me up. آواز خداوندصحرا را متزلزل می‌سازد. خداوند صحرای قادش را متزلزل می‌سازد. bible_en_fa Teach me thy way, O LORD, and lead me in a plain path, because of mine enemies. آواز خداوند غزالهارا به درد زه می‌اندازد، و جنگل را بی‌برگ می‌گرداند. و در هیکل او جمیع جلال را ذکرمی کنند. bible_en_fa Deliver me not over unto the will of mine enemies: for false witnesses are risen up against me, and such as breathe out cruelty. خداوند بر طوفان جلوس نموده. خداوند نشسته است پادشاه تا ابدالاباد.خداوند قوم خود را قوت خواهد بخشید. خداوند قوم خود را به سلامتی مبارک خواهدنمود. bible_en_fa I had fainted, unless I had believed to see the goodness of the LORD in the land of the living. خداوند قوم خود را قوت خواهد بخشید. خداوند قوم خود را به سلامتی مبارک خواهدنمود. bible_en_fa Wait on the LORD: be of good courage, and he shall strengthen thine heart: wait, I say, on the LORD. ای خداوند تو را تسبیح می‌خوانم زیراکه مرا بالا کشیدی و دشمنانم را بر من مفتخر نساختی. bible_en_fa Unto thee will I cry, O LORD my rock; be not silent to me: lest, if thou be silent to me, I become like them that go down into the pit. ‌ای یهوه خدای من! نزد تواستغاثه نمودم و مرا شفا دادی. bible_en_fa Hear the voice of my supplications, when I cry unto thee, when I lift up my hands toward thy holy oracle. ‌ای خداوندجانم را از حفره برآوردی. مرا زنده ساختی تا به هاویه فرونروم. bible_en_fa Draw me not away with the wicked, and with the workers of iniquity, which speak peace to their neighbours, but mischief is in their hearts. ‌ای مقدسان خداوند او رابسرایید و به ذکر قدوسیت او حمد گویید! bible_en_fa Give them according to their deeds, and according to the wickedness of their endeavours: give them after the work of their hands; render to them their desert. زیراکه غضب او لحظه‌ای است و در رضامندی اوزندگانی. شامگاه گریه نزیل می‌شود. صبحگاهان شادی رخ می‌نماید. bible_en_fa Because they regard not the works of the LORD, nor the operation of his hands, he shall destroy them, and not build them up. و اما من در کامیابی خودگفتم: «جنبش نخواهم خورد تا ابدالاباد.» bible_en_fa Blessed be the LORD, because he hath heard the voice of my supplications. ‌ای خداوند به رضامندی خود کوه مرا در قوت ثابت گردانیدی و چون روی خود را پوشاندی پریشان شدم. bible_en_fa The LORD is my strength and my shield; my heart trusted in him, and I am helped: therefore my heart greatly rejoiceth; and with my song will I praise him. ‌ای خداوند نزد تو فریاد برمی آورم و نزدخداوند تضرع می‌نمایم. bible_en_fa The LORD is their strength, and he is the saving strength of his anointed. در خون من چه فایده است چون به حفره فرو روم. آیا خاک تو را حمدمی گوید و راستی تو را اخبار می‌نماید؟ bible_en_fa Save thy people, and bless thine inheritance: feed them also, and lift them up for ever. ‌ای خداوند بشنو و به من کرم فرما. ای خداوندمددکار من باش. bible_en_fa Give unto the LORD, O ye mighty, give unto the LORD glory and strength. ماتم مرا برای من به رقص مبدل ساخته‌ای. پلاس را از من بیرون کرده و کمرمرا به شادی بسته‌ای.تا جلالم ترا سرودخواند و خاموش نشود. ای یهوه خدای من، تو راحمد خواهم گفت تا ابدالاباد. bible_en_fa Give unto the LORD the glory due unto his name; worship the LORD in the beauty of holiness. تا جلالم ترا سرودخواند و خاموش نشود. ای یهوه خدای من، تو راحمد خواهم گفت تا ابدالاباد. bible_en_fa The voice of the LORD is upon the waters: the God of glory thundereth: the LORD is upon many waters. ای خداوند بر تو توکل دارم پس خجل نشوم تا به ابد. در عدالت خویش مرانجات بده. bible_en_fa The voice of the LORD is powerful; the voice of the LORD is full of majesty. گوش خود را به من فراگیر و مرا به زودی برهان. برایم صخره‌ای قوی و خانه‌ای حصین باش تا مرا خلاصی دهی. bible_en_fa The voice of the LORD breaketh the cedars; yea, the LORD breaketh the cedars of Lebanon. زیرا صخره وقلعه من تو هستی. به‌خاطر نام خود مرا هدایت ورهبری فرما. bible_en_fa He maketh them also to skip like a calf; Lebanon and Sirion like a young unicorn. مرا از دامی که برایم پنهان کرده اندبیرون آور. bible_en_fa The voice of the LORD divideth the flames of fire. زیرا قلعه من تو هستی. روح خود رابه‌دست تو می‌سپارم. ای یهوه خدای حق تو مرافدیه دادی. bible_en_fa The voice of the LORD shaketh the wilderness; the LORD shaketh the wilderness of Kadesh. از آنانی که اباطیل دروغ را پیروی می‌کنند نفرت می‌کنم. و اما من بر خداوند توکل می‌دارم. bible_en_fa The voice of the LORD maketh the hinds to calve, and discovereth the forests: and in his temple doth every one speak of his glory. به رحمت تو وجد و شادی می‌کنم زیرا مشقت مرا دیده و جانم را در تنگیهاشناخته‌ای. bible_en_fa The LORD sitteth upon the flood; yea, the LORD sitteth King for ever. مرا به‌دست دشمن اسیرنساخته‌ای. پایهای مرا بجای وسیع قائم گردانیده‌ای. bible_en_fa The LORD will give strength unto his people; the LORD will bless his people with peace. ‌ای خداوند بر من رحمت فرما زیرا در تنگی هستم. چشم من از غصه کاهیده شد، بلکه جانم وجسدم نیز. bible_en_fa I will extol thee, O LORD; for thou hast lifted me up, and hast not made my foes to rejoice over me. زیرا که حیاتم از غم و سالهایم ازناله فانی گردیده است. قوتم از گناهم ضعیف واستخوانهایم پوسیده شد. bible_en_fa O LORD my God, I cried unto thee, and thou hast healed me. نزد همه دشمنانم عار گردیده‌ام. خصوص نزد همسایگان خویش وباعث خوف آشنایان شده‌ام. هرکه مرا بیرون بینداز من می‌گریزد. bible_en_fa O LORD, thou hast brought up my soul from the grave: thou hast kept me alive, that I should not go down to the pit. مثل مرده از خاطر فراموش شده‌ام و مانند ظرف تلف شده گردیده‌ام. bible_en_fa Sing unto the LORD, O ye saints of his, and give thanks at the remembrance of his holiness. زیراکه بهتان را از بسیاری شنیدم و خوف گرداگرد من می‌باشد، زیرا بر من با هم مشورت می‌کنند و درقصد جانم تفکر می‌نمایند. bible_en_fa For his anger endureth but a moment; in his favour is life: weeping may endure for a night, but joy cometh in the morning. و اما من بر تو ای خداوند توکل می‌دارم و گفته‌ام خدای من توهستی. bible_en_fa And in my prosperity I said, I shall never be moved. وقتهای من در دست تو می‌باشد. مرا ازدست دشمنانم و جفاکنندگانم خلاصی ده. bible_en_fa LORD, by thy favour thou hast made my mountain to stand strong: thou didst hide thy face, and I was troubled. روی خود را بربنده ات تابان ساز و مرا به رحمت خود نجات‌بخش. bible_en_fa I cried to thee, O LORD; and unto the LORD I made supplication. ‌ای خداوند خجل نشوم چونکه تو را خوانده‌ام. شریران خجل شوندو در حفره خاموش باشند. bible_en_fa What profit is there in my blood, when I go down to the pit? Shall the dust praise thee? shall it declare thy truth? لبهای دروغ گوگنگ شود که به درشتی و تکبر و استهانت برعادلان سخن می‌گوید. bible_en_fa Hear, O LORD, and have mercy upon me: LORD, be thou my helper. زهی عظمت احسان توکه برای ترسندگانت ذخیره کرده‌ای و برای متوکلانت پیش بنی آدم ظاهر ساخته‌ای. bible_en_fa Thou hast turned for me my mourning into dancing: thou hast put off my sackcloth, and girded me with gladness; ایشان را در پرده روی خود از مکاید مردم خواهی پوشانید. ایشان را در خیمه‌ای از عداوت زبانها مخفی خواهی داشت. bible_en_fa To the end that my glory may sing praise to thee, and not be silent. O LORD my God, I will give thanks unto thee for ever. متبارک بادخداوند که رحمت عجیب خود را در شهرحصین به من ظاهر کرده است. bible_en_fa In thee, O LORD, do I put my trust; let me never be ashamed: deliver me in thy righteousness. و اما من درحیرت خود گفتم که از نظر تو منقطع شده‌ام. لیکن چون نزد تو فریاد کردم آواز تضرع مرا شنیدی. bible_en_fa Bow down thine ear to me; deliver me speedily: be thou my strong rock, for an house of defence to save me. ‌ای جمیع مقدسان خداوند او را دوست دارید. خداوند امنا را محفوظ می‌دارد و متکبران رامجازات کثیر می‌دهد.قوی باشید و دل شما راتقویت خواهد داد. ای همگانی که برای خداوندانتظار می‌کشید! bible_en_fa For thou art my rock and my fortress; therefore for thy name's sake lead me, and guide me. قوی باشید و دل شما راتقویت خواهد داد. ای همگانی که برای خداوندانتظار می‌کشید! bible_en_fa Pull me out of the net that they have laid privily for me: for thou art my strength. خوشابحال کسی‌که عصیان او آمرزیده شد و گناه وی مستور گردید. bible_en_fa Into thine hand I commit my spirit: thou hast redeemed me, O LORD God of truth. خوشابحال کسی‌که خداوند به وی جرمی درحساب نیاورد. و در روح او حیله‌ای نمی باشد. bible_en_fa I have hated them that regard lying vanities: but I trust in the LORD. هنگامی که خاموش می‌بودم، استخوانهایم پوسیده می‌شد از نعره‌ای که تمامی روزمی زدم. bible_en_fa I will be glad and rejoice in thy mercy: for thou hast considered my trouble; thou hast known my soul in adversities; چونکه دست تو روز و شب بر من سنگین می‌بود. رطوبتم به خشکی تابستان مبدل گردید، سلاه. bible_en_fa And hast not shut me up into the hand of the enemy: thou hast set my feet in a large room. به گناه خود نزد تواعتراف کردم و جرم خود را مخفی نداشتم. گفتم: عصیان خود را نزد خداوند اقرارمی کنم. پس تو آلایش گناهم را عفو کردی، سلاه. bible_en_fa Have mercy upon me, O LORD, for I am in trouble: mine eye is consumed with grief, yea, my soul and my belly. از این‌رو هر مقدسی در وقت اجابت نزد تودعا خواهد کرد. وقتی که آبهای بسیار به سیلان آید، هرگز بدو نخواهد رسید. bible_en_fa For my life is spent with grief, and my years with sighing: my strength faileth because of mine iniquity, and my bones are consumed. توملجای من هستی مرا از تنگی حفظ خواهی کرد. مرا به‌سرودهای نجات احاطه خواهی نمود، سلاه. bible_en_fa I was a reproach among all mine enemies, but especially among my neighbours, and a fear to mine acquaintance: they that did see me without fled from me. تو را حکمت خواهم آموخت و براهی که باید رفت ارشاد خواهم نمود و تو را به چشم خودکه بر تو است نصیحت خواهم فرمود. bible_en_fa I am forgotten as a dead man out of mind: I am like a broken vessel. مثل اسب و قاطر بی‌فهم مباشید که آنها را برای بستن به دهنه و لگام زینت می‌دهند، والا نزدیک تونخواهند آمد. bible_en_fa For I have heard the slander of many: fear was on every side: while they took counsel together against me, they devised to take away my life. غمهای شریر بسیار می‌باشد. اما هر‌که برخداوند توکل دارد رحمت او را احاطه خواهد کرد.‌ای صالحان در خداوند شادی و وجد کنید و‌ای همه راست دلان ترنم نمایید. bible_en_fa But I trusted in thee, O LORD: I said, Thou art my God. ‌ای صالحان در خداوند شادی و وجد کنید و‌ای همه راست دلان ترنم نمایید. bible_en_fa My times are in thy hand: deliver me from the hand of mine enemies, and from them that persecute me. ای صالحان در خداوند شادی نمایید، زیرا که تسبیح خواندن راستان رامی شاید. bible_en_fa Make thy face to shine upon thy servant: save me for thy mercies' sake. خداوند را بربط حمد بگویید. با عودده تار او را سرود بخوانید. bible_en_fa Let me not be ashamed, O LORD; for I have called upon thee: let the wicked be ashamed, and let them be silent in the grave. سرودی تازه برای اوبسرایید. نیکو بنوازید با آهنگ بلند. bible_en_fa Let the lying lips be put to silence; which speak grievous things proudly and contemptuously against the righteous. زیرا کلام خداوند مستقیم است و جمیع کارهای او با امانت است. bible_en_fa Oh how great is thy goodness, which thou hast laid up for them that fear thee; which thou hast wrought for them that trust in thee before the sons of men! عدالت و انصاف را دوست می‌دارد. جهان از رحمت خداوند پر است. bible_en_fa Thou shalt hide them in the secret of thy presence from the pride of man: thou shalt keep them secretly in a pavilion from the strife of tongues. به کلام خداوند آسمانها ساخته شد و کل جنود آنها به نفخه دهان او. bible_en_fa Blessed be the LORD: for he hath shewed me his marvellous kindness in a strong city. آبهای دریا را مثل توده جمع می‌کند و لجه‌ها را در خزانه‌ها ذخیره می‌نماید. bible_en_fa For I said in my haste, I am cut off from before thine eyes: nevertheless thou heardest the voice of my supplications when I cried unto thee. تمامی اهل زمین از خداوند بترسند. جمیع سکنه ربع مسکون از او بترسند. bible_en_fa O love the LORD, all ye his saints: for the LORD preserveth the faithful, and plentifully rewardeth the proud doer. زیرا که او گفت و شد. او امر فرمود و قایم گردید. bible_en_fa Be of good courage, and he shall strengthen your heart, all ye that hope in the LORD. خداوندمشورت امت‌ها را باطل می‌کند. تدبیرهای قبائل را نیست می‌گرداند. bible_en_fa Blessed is he whose transgression is forgiven, whose sin is covered. مشورت خداوند قائم است تا ابدالاباد. تدابیر قلب او تا دهرالدهور. bible_en_fa Blessed is the man unto whom the LORD imputeth not iniquity, and in whose spirit there is no guile. خوشابحال امتی که یهوه خدای ایشان است وقومی که ایشان را برای میراث خود برگزیده است. bible_en_fa When I kept silence, my bones waxed old through my roaring all the day long. از آسمان خداوند نظر افکند و جمیع بنی آدم را نگریست. bible_en_fa For day and night thy hand was heavy upon me: my moisture is turned into the drought of summer. Selah. از مکان سکونت خویش نظر می‌افکند، برجمیع ساکنان جهان. bible_en_fa I acknowledged my sin unto thee, and mine iniquity have I not hid. I said, I will confess my transgressions unto the LORD; and thou forgavest the iniquity of my sin. Selah. او که دلهای ایشان را جمیع سرشته است و اعمال ایشان را درک نموده است. bible_en_fa For this shall every one that is godly pray unto thee in a time when thou mayest be found: surely in the floods of great waters they shall not come nigh unto him. پادشاه به زیادتی لشکر خلاص نخواهد شد و جبار به بسیاری قوت رهایی نخواهد یافت. bible_en_fa Thou art my hiding place; thou shalt preserve me from trouble; thou shalt compass me about with songs of deliverance. Selah. اسب به جهت استخلاص باطل است و به شدت قوت خودکسی را رهایی نخواهد داد. bible_en_fa I will instruct thee and teach thee in the way which thou shalt go: I will guide thee with mine eye. اینک چشم خداوند بر آنانی است که از او می‌ترسند، برآنانی که انتظار رحمت او را می‌کشند. bible_en_fa Be ye not as the horse, or as the mule, which have no understanding: whose mouth must be held in with bit and bridle, lest they come near unto thee. تاجان ایشان را از موت رهایی بخشد و ایشان رادر قحط زنده نگاه دارد. bible_en_fa Many sorrows shall be to the wicked: but he that trusteth in the LORD, mercy shall compass him about. جان ما منتظرخداوند می‌باشد. او اعانت و سپر ما است. bible_en_fa Be glad in the LORD, and rejoice, ye righteous: and shout for joy, all ye that are upright in heart. زیرا که دل ما در او شادی می‌کند و در نام قدوس او توکل می‌داریم.‌ای خداوندرحمت تو بر ما باد. چنانکه امیدوار توبوده‌ایم. bible_en_fa Rejoice in the LORD, O ye righteous: for praise is comely for the upright. ‌ای خداوندرحمت تو بر ما باد. �نانکه امیدوار توبوده‌ایم. bible_en_fa Praise the LORD with harp: sing unto him with the psaltery and an instrument of ten strings. خداوند را در هر وقت متبارک خواهم گفت. تسبیح او دائم بر زبان من خواهدبود. bible_en_fa Sing unto him a new song; play skilfully with a loud noise. جان من در خداوند فخر خواهد کرد. مسکینان شنیده، شادی خواهند نمود. bible_en_fa For the word of the LORD is right; and all his works are done in truth. خداوندرا با من تکبیر نمایید. نام او را با یکدیگربرافرازیم. bible_en_fa He loveth righteousness and judgment: the earth is full of the goodness of the LORD. چون خداوند را طلبیدم مرامستجاب فرمود و مرا از جمیع ترسهایم خلاصی بخشید. bible_en_fa By the word of the LORD were the heavens made; and all the host of them by the breath of his mouth. بسوی او نظر کردند و منور گردیدند ورویهای ایشان خجل نشد. bible_en_fa He gathereth the waters of the sea together as an heap: he layeth up the depth in storehouses. این مسکین فریادکرد و خداوند او را شنید و او را از تمامی تنگیهایش رهایی بخشید. bible_en_fa Let all the earth fear the LORD: let all the inhabitants of the world stand in awe of him. فرشته خداوندگرداگرد ترسندگان او است. اردو زده، ایشان رامی رهاند. bible_en_fa For he spake, and it was done; he commanded, and it stood fast. بچشید و ببینید که خداوند نیکواست. خوشابحال شخصی که بدو توکل می‌دارد. bible_en_fa The LORD bringeth the counsel of the heathen to nought: he maketh the devices of the people of none effect. ‌ای مقدسان خداوند از او بترسید زیرا که ترسندگان او را هیچ کمی نیست. bible_en_fa The counsel of the LORD standeth for ever, the thoughts of his heart to all generations. شیربچگان بی‌نوا شده، گرسنگی می‌کشند و اما طالبان خداوند را به هیچ‌چیز نیکو کمی نخواهد شد. bible_en_fa Blessed is the nation whose God is the LORD: and the people whom he hath chosen for his own inheritance. ‌ای اطفال بیایید مرا بشنوید و ترس خداوند رابه شما خواهم آموخت. bible_en_fa The LORD looketh from heaven; he beholdeth all the sons of men. کیست آن شخصی که آرزومند حیات‌است و طول ایام را دوست می‌دارد تا نیکویی را ببیند. bible_en_fa From the place of his habitation he looketh upon all the inhabitants of the earth. زبانت را از بدی نگاه دار و لبهایت را از سخنان حیله آمیز. bible_en_fa He fashioneth their hearts alike; he considereth all their works. ازبدی اجتناب نما و نیکویی بکن. صلح را طلب نماو در‌پی آن بکوش. bible_en_fa There is no king saved by the multitude of an host: a mighty man is not delivered by much strength. چشمان خداوند بسوی صالحان است و گوشهای وی بسوی فریاد ایشان. bible_en_fa An horse is a vain thing for safety: neither shall he deliver any by his great strength. روی خداوند بسوی بدکاران است تا ذکرایشان را از زمین منقطع سازد. bible_en_fa Behold, the eye of the LORD is upon them that fear him, upon them that hope in his mercy; چون (صالحان )فریاد برآوردند خداوند ایشان را شنید و ایشان رااز همه تنگیهای ایشان رهایی بخشید. bible_en_fa To deliver their soul from death, and to keep them alive in famine. خداوند نزدیک شکسته دلان است و روح کوفتگان را نجات خواهد داد. bible_en_fa Our soul waiteth for the LORD: he is our help and our shield. زحمات مردصالح بسیار است. اما خداوند او را از همه آنهاخواهد رهانید. bible_en_fa For our heart shall rejoice in him, because we have trusted in his holy name. همه استخوانهای ایشان رانگاه می‌دارد، که یکی از آنها شکسته نخواهد شد. bible_en_fa Let thy mercy, O LORD, be upon us, according as we hope in thee. شریر را شرارت هلاک خواهد کرد و ازدشمنان مرد صالح موآخذه خواهد شد.خداوند جان بندگان خود را فدیه خواهد داد واز آنانی که بر وی توکل دارند موآخذه نخواهدشد. bible_en_fa I will bless the LORD at all times: his praise shall continually be in my mouth. خداوند جان بندگان خود را فدیه خواهد داد واز آنانی که بر وی توکل دارند موآخذه نخواهدشد. bible_en_fa My soul shall make her boast in the LORD: the humble shall hear thereof, and be glad. ای خداوند با خصمان من مخاصمه نما و جنگ کن با آنانی که با من جنگ می‌کنند. bible_en_fa O magnify the LORD with me, and let us exalt his name together. سپر و مجن را بگیر و به اعانت من برخیز. bible_en_fa I sought the LORD, and he heard me, and delivered me from all my fears. و نیزه را راست کن و راه را پیش روی جفاکنندگانم ببند و به‌جان من بگو من نجات توهستم. bible_en_fa They looked unto him, and were lightened: and their faces were not ashamed. خجل و رسوا شوند آنانی که قصد جان من دارند و آنانی که بداندیش منند، برگردانیده وخجل شوند. bible_en_fa This poor man cried, and the LORD heard him, and saved him out of all his troubles. مثل کاه پیش روی باد باشند وفرشته خداوند ایشان را براند. bible_en_fa The angel of the LORD encampeth round about them that fear him, and delivereth them. راه ایشان تاریکی و لغزنده باد. و فرشته خداوند ایشان را تعاقب کند. bible_en_fa O taste and see that the LORD is good: blessed is the man that trusteth in him. زیرا دام خود را برای من بی‌سبب درحفره‌ای پنهان کردند که آن را برای جان من بی‌جهت کنده بودند. bible_en_fa O fear the LORD, ye his saints: for there is no want to them that fear him. هلاکت ناگهانی بدو برسد و دامی که پنهان کرد خودش را بگیرد و در آن به هلاکت گرفتار گردد. bible_en_fa The young lions do lack, and suffer hunger: but they that seek the LORD shall not want any good thing. و اما جان من در خداوندوجد خواهد کرد و در نجات او شادی خواهدنمود. bible_en_fa Come, ye children, hearken unto me: I will teach you the fear of the LORD. همه استخوانهایم می‌گویند «ای خداوندکیست مانند تو که مسکین را از شخص قوی تر ازاو می‌رهاند و مسکین وفقیر را از تاراج کننده وی.» bible_en_fa What man is he that desireth life, and loveth many days, that he may see good? شاهدان کینه ور برخاسته‌اند. چیزهایی را که نمی دانستم از من می‌پرسند. bible_en_fa Keep thy tongue from evil, and thy lips from speaking guile. به عوض نیکویی بدی به من می‌کنند. جان مرا بیکس گردانیده‌اند. bible_en_fa Depart from evil, and do good; seek peace, and pursue it. و اما من چون ایشان بیمار می‌بودند پلاس می‌پوشیدم. جان خود را به روزه می‌رنجانیدم ودعایم به سینه‌ام برمی گشت. bible_en_fa The eyes of the LORD are upon the righteous, and his ears are open unto their cry. مثل آنکه اودوست و برادرم می‌بود، سرگردان می‌رفتم. چون کسی‌که برای مادرش ماتم گیرد، از حزن خم می‌شدم. bible_en_fa The face of the LORD is against them that do evil, to cut off the remembrance of them from the earth. ولی چون افتادم شادی‌کنان جمع شدند. آن فرومایگان بر من جمع شدند. و کسانی که نشناخته بودم مرا دریدند و ساکت نشدند. bible_en_fa The righteous cry, and the LORD heareth, and delivereth them out of all their troubles. مثل فاجرانی که برای نان مسخرگی می‌کنند. دندانهای خود را بر من می‌افشردند. bible_en_fa The LORD is nigh unto them that are of a broken heart; and saveth such as be of a contrite spirit. ‌ای خداوند تا به کی نظر خواهی کرد! جانم را ازخرابیهای ایشان برهان و یگانه مرا از شیربچگان. bible_en_fa Many are the afflictions of the righteous: but the LORD delivereth him out of them all. و تو را در جماعت بزرگ حمد خواهم گفت. ترا در میان قوم عظیم تسبیح خواهم خواند. bible_en_fa He keepeth all his bones: not one of them is broken. تاآنانی که بی‌سبب دشمن منند، بر من فخر نکنند. وآنانی که بر من بی‌سبب بغض می‌نمایند، چشمک نزنند. bible_en_fa Evil shall slay the wicked: and they that hate the righteous shall be desolate. زیرا برای سلامتی سخن نمی گویند و برآنانی که در زمین آرامند سخنان حیله آمیز را تفکرمی کنند. bible_en_fa The LORD redeemeth the soul of his servants: and none of them that trust in him shall be desolate. و دهان خود را بر من باز کرده، می‌گویند هه هه چشم ما دیده است. bible_en_fa Plead my cause, O LORD, with them that strive with me: fight against them that fight against me. ‌ای خداوند تو آن را دیده‌ای پس سکوت مفرما. ای خداوند از من دور مباش. bible_en_fa Take hold of shield and buckler, and stand up for mine help. خویشتن را برانگیز وبرای داد من بیدار شو، ای خدای من و خداوند من برای دعوی من. bible_en_fa Draw out also the spear, and stop the way against them that persecute me: say unto my soul, I am thy salvation. ‌ای یهوه خدایم مرا موافق عدل خود داد بده، مبادا بر من شادی نمایند. bible_en_fa Let them be confounded and put to shame that seek after my soul: let them be turned back and brought to confusion that devise my hurt. تادر دل خود نگویند اینک مراد ما. تا نگویند او رابلعیده‌ایم. bible_en_fa Let them be as chaff before the wind: and let the angel of the LORD chase them. و آنانی که در بدی من شادند، با هم خجل و شرمنده شوند. و آنانی که بر من تکبرمی کنند، به خجلت و رسوایی ملبس شوند. bible_en_fa Let their way be dark and slippery: and let the angel of the LORD persecute them. آنانی که خواهان حق منند ترنم و شادی نمایند. و دائم گویند خداوند بزرگ است که به سلامتی بنده خود رغبت دارد.و زبانم عدالت تو را بیان خواهد کرد و تسبیح تو را تمامی روز. bible_en_fa For without cause have they hid for me their net in a pit, which without cause they have digged for my soul. و زبانم عدالت تو را بیان خواهد کرد و تسبیح تو را تمامی روز. bible_en_fa Let destruction come upon him at unawares; and let his net that he hath hid catch himself: into that very destruction let him fall. معصیت شریر در اندرون دل من می گوید که ترس خدا در مد نظر اونیست. bible_en_fa And my soul shall be joyful in the LORD: it shall rejoice in his salvation. زیرا خویشتن را در نظر خود تملق می‌گوید تا گناهش ظاهر نشود و مکروه نگردد. bible_en_fa All my bones shall say, LORD, who is like unto thee, which deliverest the poor from him that is too strong for him, yea, the poor and the needy from him that spoileth him? سخنان زبانش شرارت و حیله است. ازدانشمندی و نیکوکاری دست برداشته است. bible_en_fa False witnesses did rise up; they laid to my charge things that I knew not. شرارت را بر بستر خود تفکر می‌کند. خود را به راه ناپسند قائم کرده، از بدی نفرت ندارد. bible_en_fa They rewarded me evil for good to the spoiling of my soul. ‌ای خداوند رحمت تو در آسمانها است وامانت تو تا افلاک. bible_en_fa But as for me, when they were sick, my clothing was sackcloth: I humbled my soul with fasting; and my prayer returned into mine own bosom. عدالت تو مثل کوههای خداست و احکام تو لجه عظیم. ای خداوندانسان و بهایم را نجات می‌دهی. bible_en_fa I behaved myself as though he had been my friend or brother: I bowed down heavily, as one that mourneth for his mother. ‌ای خدارحمت تو چه ارجمند است. بنی آدم زیر سایه بالهای تو پناه می‌برند. bible_en_fa But in mine adversity they rejoiced, and gathered themselves together: yea, the abjects gathered themselves together against me, and I knew it not; they did tear me, and ceased not: از چربی خانه تو شاداب می‌شوند. از نهر خوشیهای خود ایشان را می نوشانی. bible_en_fa With hypocritical mockers in feasts, they gnashed upon me with their teeth. زیرا که نزد تو چشمه حیات‌است ودر نور تو نور را خواهیم دید. bible_en_fa Lord, how long wilt thou look on? rescue my soul from their destructions, my darling from the lions. رحمت خود رابرای عارفان خود مستدام فرما و عدالت خود رابرای راست دلان. bible_en_fa I will give thee thanks in the great congregation: I will praise thee among much people. پای تکبر بر من نیاید و دست شریران مرا گریزان نسازد.در آنجا بدکرداران افتاده‌اند. ایشان انداخته شده‌اند و نمی توانندبرخاست. bible_en_fa Let not them that are mine enemies wrongfully rejoice over me: neither let them wink with the eye that hate me without a cause. در آنجا بدکرداران افتاده‌اند. ایشان انداخته شده‌اند و نمی توانندبرخاست. bible_en_fa For they speak not peace: but they devise deceitful matters against them that are quiet in the land. به‌سبب شریران خویشتن را مشوش مساز و بر فتنه انگیزان حسد مبر. bible_en_fa Yea, they opened their mouth wide against me, and said, Aha, aha, our eye hath seen it. زیراکه مثل علف به زودی بریده می‌شوند و مثل علف سبز پژمرده خواهند شد. bible_en_fa This thou hast seen, O LORD: keep not silence: O Lord, be not far from me. بر خداوند توکل نما و نیکویی بکن. در زمین ساکن باش و از امانت پرورده شو. bible_en_fa Stir up thyself, and awake to my judgment, even unto my cause, my God and my Lord. و در خداوندتمتع ببر، پس مسالت دل تو را به تو خواهد داد. bible_en_fa Judge me, O LORD my God, according to thy righteousness; and let them not rejoice over me. طریق خود را به خداوند بسپار و بر وی توکل کن که آن را انجام خواهد داد. bible_en_fa Let them not say in their hearts, Ah, so would we have it: let them not say, We have swallowed him up. و عدالت تو رامثل نور بیرون خواهد آورد و انصاف تو را مانندظهر. bible_en_fa Let them be ashamed and brought to confusion together that rejoice at mine hurt: let them be clothed with shame and dishonour that magnify themselves against me. نزد خداوند ساکت شو و منتظر او باش واز شخص فرخنده طریق و مرد حیله گر خود رامشوش مساز. bible_en_fa Let them shout for joy, and be glad, that favour my righteous cause: yea, let them say continually, Let the LORD be magnified, which hath pleasure in the prosperity of his servant. از غضب برکنار شو و خشم راترک کن. خود را مشوش مساز که البته باعث گناه خواهد شد. bible_en_fa And my tongue shall speak of thy righteousness and of thy praise all the day long. زیرا که شریران منقطع خواهندشد. و اما منتظران خداوند وارث زمین خواهندبود. bible_en_fa The transgression of the wicked saith within my heart, that there is no fear of God before his eyes. هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود. در مکانش تامل خواهی کرد و نخواهد بود. bible_en_fa For he flattereth himself in his own eyes, until his iniquity be found to be hateful. واما حلیمان وارث زمین خواهند شد و از فراوانی سلامتی متلذذ خواهند گردید. bible_en_fa The words of his mouth are iniquity and deceit: he hath left off to be wise, and to do good. شریر بر مرد عادل شورا می‌کند و دندانهای خود را بر او می‌افشرد. bible_en_fa He deviseth mischief upon his bed; he setteth himself in a way that is not good; he abhorreth not evil. خداوند بر او خواهدخندید، زیرا می‌بیند که روز او می‌آید. bible_en_fa Thy mercy, O LORD, is in the heavens; and thy faithfulness reacheth unto the clouds. شریران شمشیر را برهنه کرده و کمان راکشیده‌اند تا مسکین و فقیر را بیندازند وراست روان را مقتول سازند. bible_en_fa Thy righteousness is like the great mountains; thy judgments are a great deep: O LORD, thou preservest man and beast. شمشیر ایشان به دل خود ایشان فرو خواهد رفت و کمانهای ایشان شکسته خواهد شد. bible_en_fa How excellent is thy lovingkindness, O God! therefore the children of men put their trust under the shadow of thy wings. نعمت اندک یک مردصالح بهتر است، از اندوخته های شریران کثیر. bible_en_fa They shall be abundantly satisfied with the fatness of thy house; and thou shalt make them drink of the river of thy pleasures. زیرا که بازوهای شریران، شکسته خواهد شد. و اما صالحان را خداوند تایید می‌کند. bible_en_fa For with thee is the fountain of life: in thy light shall we see light. خداوندروزهای کاملان را می‌داند و میراث ایشان خواهدبود تا ابدالاباد. bible_en_fa O continue thy lovingkindness unto them that know thee; and thy righteousness to the upright in heart. در زمان بلا خجل نخواهندشد، و در ایام قحط سیر خواهند بود. bible_en_fa Let not the foot of pride come against me, and let not the hand of the wicked remove me. زیراشریران هلاک می‌شوند و دشمنان خداوند مثل خرمی مرتعها فانی خواهند شد. بلی مثل دخان فانی خواهند گردید. bible_en_fa There are the workers of iniquity fallen: they are cast down, and shall not be able to rise. شریر قرض می‌گیرد ووفا نمی کند و اما صالح رحیم و بخشنده است. bible_en_fa Fret not thyself because of evildoers, neither be thou envious against the workers of iniquity. زیرا آنانی که از وی برکت یابند وارث زمین گردند. و اما آنانی که ملعون وی‌اند، منقطع خواهند شد. bible_en_fa For they shall soon be cut down like the grass, and wither as the green herb. خداوند قدمهای انسان رامستحکم می‌سازد، و در طریق هایش سرورمی دارد. bible_en_fa Trust in the LORD, and do good; so shalt thou dwell in the land, and verily thou shalt be fed. اگر‌چه بیفتد افکنده نخواهد شد زیراخداوند دستش را می‌گیرد. bible_en_fa Delight thyself also in the LORD; and he shall give thee the desires of thine heart. من جوان بودم والان پیر هستم و مرد صالح را هرگز متروک ندیده‌ام و نه نسلش را که گدای نان بشوند. bible_en_fa Commit thy way unto the LORD; trust also in him; and he shall bring it to pass. تمامی روز رئوف است و قرض دهنده. وذریت او مبارک خواهند بود. bible_en_fa And he shall bring forth thy righteousness as the light, and thy judgment as the noonday. از بدی برکنار شو و نیکویی بکن. پس ساکن خواهی بود تا ابدالاباد. bible_en_fa Rest in the LORD, and wait patiently for him: fret not thyself because of him who prospereth in his way, because of the man who bringeth wicked devices to pass. زیرا خداوند انصاف را دوست می‌دارد و مقدسان خود را ترک نخواهدفرمود. ایشان محفوظ خواهند بود تا ابدالاباد. واما نسل شریر منقطع خواهد شد. bible_en_fa Cease from anger, and forsake wrath: fret not thyself in any wise to do evil. صالحان وارث زمین خواهند بود و در آن تا به ابد سکونت خواهند نمود. bible_en_fa For evildoers shall be cut off: but those that wait upon the LORD, they shall inherit the earth. دهان صالح حکمت را بیان می‌کند و زبان او انصاف را ذکر می‌نماید. bible_en_fa For yet a little while, and the wicked shall not be: yea, thou shalt diligently consider his place, and it shall not be. شریعت خدای وی در دل اوست. پس قدمهایش نخواهد لغزید. bible_en_fa But the meek shall inherit the earth; and shall delight themselves in the abundance of peace. شریر برای صالح کمین می‌کند و قصد قتل وی می‌دارد. bible_en_fa The wicked plotteth against the just, and gnasheth upon him with his teeth. خداونداو را در دستش ترک نخواهد کرد و چون به داوری آید بر وی فتوا نخواهد داد. bible_en_fa The Lord shall laugh at him: for he seeth that his day is coming. منتظرخداوند باش و طریق او را نگاه دار تا تو را به وراثت زمین برافرازد. چون شریران منقطع شوندآن را خواهی دید. bible_en_fa The wicked have drawn out the sword, and have bent their bow, to cast down the poor and needy, and to slay such as be of upright conversation. شریر را دیدم که ظلم پیشه بود و مثل درخت بومی سبز خود را بهر سومی کشید. bible_en_fa Their sword shall enter into their own heart, and their bows shall be broken. اما گذشت و اینک نیست گردید و اورا جستجو کردم و یافت نشد. bible_en_fa A little that a righteous man hath is better than the riches of many wicked. مرد کامل راملاحظه کن و مرد راست را ببین زیرا که عاقبت آن مرد سلامتی است. bible_en_fa For the arms of the wicked shall be broken: but the LORD upholdeth the righteous. اما خطاکاران جمیع هلاک خواهند گردید و عاقبت شریران منقطع خواهد شد bible_en_fa The LORD knoweth the days of the upright: and their inheritance shall be for ever. و نجات صالحان از خداوند است و در وقت تنگی او قلعه ایشان خواهد بود.وخداوند ایشان را اعانت کرده، نجات خواهد داد. ایشان را از شریران خلاص کرده، خواهد رهانید. زیرا بر او توکل دارند. bible_en_fa They shall not be ashamed in the evil time: and in the days of famine they shall be satisfied. وخداوند ایشان را اعانت کرده، نجات خواهد داد. ایشان را از شریران خلاص کرده، خواهد رهانید. زیرا بر او توکل دارند. bible_en_fa But the wicked shall perish, and the enemies of the LORD shall be as the fat of lambs: they shall consume; into smoke shall they consume away. ای خداوند مرا در غضب خود توبیخ منما و در خشم خویش تادیبم مفرما. bible_en_fa The wicked borroweth, and payeth not again: but the righteous sheweth mercy, and giveth. زیرا که تیرهای تو در من فرو رفته و دست تو برمن فرود آمده است. bible_en_fa For such as be blessed of him shall inherit the earth; and they that be cursed of him shall be cut off. در جسد من به‌سبب غضب تو صحتی نیست و در استخوانهایم به‌سبب خطای خودم سلامتی نی. bible_en_fa The steps of a good man are ordered by the LORD: and he delighteth in his way. زیرا گناهانم از سرم گذشته است. مثل بارگران از طاقتم سنگین ترشده. bible_en_fa Though he fall, he shall not be utterly cast down: for the LORD upholdeth him with his hand. جراحات من متعفن و مقروح شده است، به‌سبب حماقت من. bible_en_fa I have been young, and now am old; yet have I not seen the righteous forsaken, nor his seed begging bread. به خود می‌پیچم وبی نهایت منحنی شده‌ام. تمامی روز ماتم‌کنان تردد می‌کنم. bible_en_fa He is ever merciful, and lendeth; and his seed is blessed. زیرا کمر من از سوزش پر شده است و در جسد من صحتی نیست. bible_en_fa Depart from evil, and do good; and dwell for evermore. من بی‌حس و بی‌نهایت کوفته شده‌ام و از فغان دل خود نعره می‌زنم. bible_en_fa For the LORD loveth judgment, and forsaketh not his saints; they are preserved for ever: but the seed of the wicked shall be cut off. ‌ای خداوند تمامی آرزوی من در مد نظر تواست و ناله های من از تو مخفی نمی باشد. bible_en_fa The righteous shall inherit the land, and dwell therein for ever. دل من می‌طپد و قوتم از من رفته است و نور چشمانم نیز با من نیست. bible_en_fa The mouth of the righteous speaketh wisdom, and his tongue talketh of judgment. دوستان و رفیقانم از بلای من برکنار می‌ایستند و خویشان من دور ایستاده‌اند. bible_en_fa The law of his God is in his heart; none of his steps shall slide. آنانی که قصد جانم دارند دام می‌گسترند و بداندیشانم سخنان فتنه انگیز می‌گویند و تمام روزحیله را تفکر می‌کنند. bible_en_fa The wicked watcheth the righteous, and seeketh to slay him. و اما من مثل کر نمی شنوم. مانند گنگم که دهان خود را باز نکند. bible_en_fa The LORD will not leave him in his hand, nor condemn him when he is judged. و مثل کسی گردیده‌ام که نمی شنود و کسی‌که در زبانش حجتی نباشد. bible_en_fa Wait on the LORD, and keep his way, and he shall exalt thee to inherit the land: when the wicked are cut off, thou shalt see it. زیرا که‌ای خداوند انتظار تو را می‌کشم. تو‌ای یهوه خدایم جواب خواهی داد. bible_en_fa I have seen the wicked in great power, and spreading himself like a green bay tree. چونکه گفته‌ام مبادا بر من شادی نمایند و چون پایم بلغزد بر من تکبر کنند. bible_en_fa Yet he passed away, and, lo, he was not: yea, I sought him, but he could not be found. زیرا که برای افتادن نصب شده‌ام ودرد من همیشه پیش روی من است. bible_en_fa Mark the perfect man, and behold the upright: for the end of that man is peace. زیرا گناه خود را اخبار می‌نمایم و از خطای خود غمگین هستم. bible_en_fa But the transgressors shall be destroyed together: the end of the wicked shall be cut off. اما دشمنانم زنده و زورآوراند و آنانی که بی‌سبب بر من بغض می‌نمایند بسیاراند. bible_en_fa But the salvation of the righteous is of the LORD: he is their strength in the time of trouble. وآنانی که به عوض نیکی به من بدی می‌رسانند. برمن عداوت می‌ورزند زیرا نیکویی را پیروی می‌کنم. bible_en_fa And the LORD shall help them and deliver them: he shall deliver them from the wicked, and save them, because they trust in him. ‌ای خداوند مرا ترک منما. ای خدای من از من دور مباش.و برای اعانت من تعجیل فرما‌ای خداوندی که نجات من هستی. bible_en_fa O LORD, rebuke me not in thy wrath: neither chasten me in thy hot displeasure. و برای اعانت من تعجیل فرما‌ای خداوندی که نجات من هستی. bible_en_fa For thine arrows stick fast in me, and thy hand presseth me sore. گفتم راههای خود را حفظ خواهم کردتا به زبانم خطا نورزم. دهان خود را به لجام نگاه خواهم داشت، مادامی که شریر پیش من است. bible_en_fa There is no soundness in my flesh because of thine anger; neither is there any rest in my bones because of my sin. من گنگ بودم و خاموش و از نیکویی نیز سکوت کردم و درد من به حرکت آمد. bible_en_fa For mine iniquities are gone over mine head: as an heavy burden they are too heavy for me. دلم در اندرونم گرم شد. چون تفکر می‌کردم آتش افروخته گردید. پس به زبان خود سخن گفتم. bible_en_fa My wounds stink and are corrupt because of my foolishness. ‌ای خداوند اجل مرا بر من معلوم ساز و مقدارایامم را که چیست تا بفهمم چه قدر فانی هستم. bible_en_fa I am troubled; I am bowed down greatly; I go mourning all the day long. اینک روزهایم را مثل یک وجب ساخته‌ای وزندگانی‌ام در نظر تو هیچ است. یقین هر آدمی محض بطالت قرار داده شد، سلاه. bible_en_fa For my loins are filled with a loathsome disease: and there is no soundness in my flesh. اینک انسان در خیال رفتار می‌کند و محض بطالت مضطرب می‌گردد. ذخیره می‌کند و نمی داند کیست که ازآن تمتع خواهد برد. bible_en_fa I am feeble and sore broken: I have roared by reason of the disquietness of my heart. و الان‌ای خداوند برای چه منتظر باشم؟ امید من بر تو می‌باشد. bible_en_fa Lord, all my desire is before thee; and my groaning is not hid from thee. مرا از همه گناهانم برهان و مرا نزد جاهلان عار مگردان. bible_en_fa My heart panteth, my strength faileth me: as for the light of mine eyes, it also is gone from me. من گنگ بودم وزبان خود را باز نکردم زیرا که تو این را کرده‌ای. bible_en_fa My lovers and my friends stand aloof from my sore; and my kinsmen stand afar off. بلای خود را از من بردار زیرا که از ضرب دست تو من تلف می‌شوم. bible_en_fa They also that seek after my life lay snares for me: and they that seek my hurt speak mischievous things, and imagine deceits all the day long. چون انسان را به‌سبب گناهش به عتابها تادیب می‌کنی، نفایس اورا مثل بید می‌گذاری. یقین هر انسان محض بطالت است، سلاه. bible_en_fa But I, as a deaf man, heard not; and I was as a dumb man that openeth not his mouth. ‌ای خداوند دعای مرابشنو و به فریادم گوش بده و از اشکهایم ساکت مباش، زیرا که من غریب هستم در نزد تو و نزیل هستم مثل جمیع پدران خود.روی (خشم )خود را از من بگردان تا فرحناک شوم قبل از آنکه رحلت کنم و نایاب گردم. bible_en_fa Thus I was as a man that heareth not, and in whose mouth are no reproofs. روی (خشم )خود را از من بگردان تا فرحناک شوم قبل از آنکه رحلت کنم و نایاب گردم. bible_en_fa For in thee, O LORD, do I hope: thou wilt hear, O Lord my God. انتظار بسیار برای خداوند کشیده‌ام، وبه من مایل شده، فریاد مرا شنید. bible_en_fa For I said, Hear me, lest otherwise they should rejoice over me: when my foot slippeth, they magnify themselves against me. و مرااز چاه هلاکت برآورد و از گل لجن و پایهایم را برصخره گذاشته، قدمهایم را مستحکم گردانید. bible_en_fa For I am ready to halt, and my sorrow is continually before me. وسرودی تازه در دهانم گذارد یعنی حمد خدای ما را. بسیاری چون این را بینند ترسان شده، برخداوند توکل خواهند کرد. bible_en_fa For I will declare mine iniquity; I will be sorry for my sin. خوشابحال کسی‌که بر خداوند توکل دارد و به متکبران ظالم ومرتدان دروغ مایل نشود. bible_en_fa But mine enemies are lively, and they are strong: and they that hate me wrongfully are multiplied. ‌ای یهوه خدای ما چه بسیار است کارهای عجیب که تو کرده‌ای وتدبیرهایی که برای ما نموده‌ای. در نزد تو آنها راتقویم نتوان کرد، اگر آنها را تقریر و بیان بکنم، ازحد شمار زیاده است. bible_en_fa They also that render evil for good are mine adversaries; because I follow the thing that good is. در قربانی و هدیه رغبت نداشتی. اما گوشهای مرا باز کردی. قربانی سوختنی و قربانی گناه را نخواستی. bible_en_fa Forsake me not, O LORD: O my God, be not far from me. آنگاه گفتم: «اینک می‌آیم! در طومار کتاب درباره من نوشته شده است. bible_en_fa Make haste to help me, O Lord my salvation. در بجا آوردن اراده تو‌ای خدای من رغبت می‌دارم و شریعت تو در اندرون دل من است.» bible_en_fa I said, I will take heed to my ways, that I sin not with my tongue: I will keep my mouth with a bridle, while the wicked is before me. در جماعت بزرگ به عدالت بشارت داده‌ام. اینک لبهای خود را باز نخواهم داشت وتو‌ای خداوند می‌دانی. bible_en_fa I was dumb with silence, I held my peace, even from good; and my sorrow was stirred. عدالت تو را در دل خود مخفی نداشته‌ام. امانت و نجات تو را بیان کرده‌ام. رحمت و راستی تو را از جماعت بزرگ پنهان نکرده‌ام. bible_en_fa My heart was hot within me, while I was musing the fire burned: then spake I with my tongue, پس تو‌ای خداوند لطف خودرا از من باز مدار. رحمت و راستی تو دائم مرامحافظت کند. bible_en_fa LORD, make me to know mine end, and the measure of my days, what it is; that I may know how frail I am. زیرا که بلایای بیشمار مرااحاطه می‌کند. گناهانم دور مرا گرفته است به حدی که نمی توانم دید. از مویهای سر من زیاده است و دل من مرا ترک کرده است. bible_en_fa Behold, thou hast made my days as an handbreadth; and mine age is as nothing before thee: verily every man at his best state is altogether vanity. Selah. ‌ای خداوند مرحمت فرموده، مرا نجات بده. ای خداوند به اعانت من تعجیل فرما. bible_en_fa Surely every man walketh in a vain shew: surely they are disquieted in vain: he heapeth up riches, and knoweth not who shall gather them. آنانی که قصد هلاکت جان من دارند، جمیع خجل و شرمنده شوند. و آنانی که در بدی من رغبت دارند، به عقب برگردانیده و رسوا گردند. bible_en_fa And now, Lord, what wait I for? my hope is in thee. آنانی که بر من هه هه می‌گویند، به‌سبب خجالت خویش حیران شوند. bible_en_fa Deliver me from all my transgressions: make me not the reproach of the foolish. و اما جمیع طالبان تو در تو وجد و شادی نمایند و آنانی که نجات تو را دوست دارند، دائم گویند که خداوند بزرگ است.و اما من مسکین و فقیرهستم و خداوند درباره من تفکر می‌کند. تو معاون و نجات‌دهنده من هستی. ای خدای من، تاخیرمفرما. bible_en_fa I was dumb, I opened not my mouth; because thou didst it. و اما من مسکین و فقیرهستم و خداوند درباره من تفکر می‌کند. تو معاون و نجات‌دهنده من هستی. ای خدای من، تاخیرمفرما. bible_en_fa Remove thy stroke away from me: I am consumed by the blow of thine hand. خوشابحال کسی‌که برای فقیر تفکرمی کند. خداوند او را در روز بلاخلاصی خواهد داد. bible_en_fa When thou with rebukes dost correct man for iniquity, thou makest his beauty to consume away like a moth: surely every man is vanity. Selah. خداوند او را محافظت خواهد کرد و زنده خواهد داشت. او در زمین مبارک خواهد بود و او را به آرزوی دشمنانش تسلیم نخواهی کرد. bible_en_fa Hear my prayer, O LORD, and give ear unto my cry; hold not thy peace at my tears: for I am a stranger with thee, and a sojourner, as all my fathers were. خداوند او را بر بستربیماری تایید خواهد نمود. تمامی خوابگاه او رادر بیماریش خواهی گسترانید. bible_en_fa O spare me, that I may recover strength, before I go hence, and be no more. من گفتم: «ای خداوند بر من رحم نما. جان مرا شفا بده زیرا به توگناه ورزیده‌ام.» bible_en_fa I waited patiently for the LORD; and he inclined unto me, and heard my cry. دشمنانم درباره من به بدی سخن می‌گویند که کی بمیرد و نام او گم شود. bible_en_fa He brought me up also out of an horrible pit, out of the miry clay, and set my feet upon a rock, and established my goings. واگر برای دیدن من بیاید، سخن باطل می‌گوید ودلش در خود شرارت را جمع می‌کند. چون بیرون رود آن را شایع می‌کند. bible_en_fa And he hath put a new song in my mouth, even praise unto our God: many shall see it, and fear, and shall trust in the LORD. و جمیع خصمانم با یکدیگر بر من نمامی می‌کنند و درباره من بدی می‌اندیشند، bible_en_fa Blessed is that man that maketh the LORD his trust, and respecteth not the proud, nor such as turn aside to lies. که «حادثه‌ای مهلک بر او ریخته شده است. و حال که خوابیده است دیگر نخواهدبرخاست.» bible_en_fa Many, O LORD my God, are thy wonderful works which thou hast done, and thy thoughts which are to us-ward: they cannot be reckoned up in order unto thee: if I would declare and speak of them, they are more than can be numbered. و آن دوست خالص من که بر اواعتماد می‌داشتم که نان مرا نیز می‌خورد، پاشنه خود را بر من بلند کرد. bible_en_fa Sacrifice and offering thou didst not desire; mine ears hast thou opened: burnt offering and sin offering hast thou not required. و اما تو‌ای خداوند بر من رحم فرموده، مرابرپا بدار تا مجازات بدیشان رسانم. bible_en_fa Then said I, Lo, I come: in the volume of the book it is written of me, از این می‌دانم که در من رغبت داری زیرا که دشمنم برمن فخر نمی نماید. bible_en_fa I delight to do thy will, O my God: yea, thy law is within my heart. و مرا به‌سبب کمالم مستحکم نموده‌ای و مرا به حضور خویش دائم قائم خواهی نمود.یهوه خدای اسرائیل متبارک باد. از ازل تا به ابد.آمین و آمین. bible_en_fa I have preached righteousness in the great congregation: lo, I have not refrained my lips, O LORD, thou knowest. یهوه خدای اسرائیل متبارک باد. از ازل تا به ابد.آمین و آمین. bible_en_fa I have not hid thy righteousness within my heart; I have declared thy faithfulness and thy salvation: I have not concealed thy lovingkindness and thy truth from the great congregation. چنانکه آهو برای نهرهای آب شدت اشتیاق دارد، همچنان‌ای خدا جان من اشتیاق شدید برای تو دارد. bible_en_fa Withhold not thou thy tender mercies from me, O LORD: let thy lovingkindness and thy truth continually preserve me. جان من تشنه خداست تشنه خدای حی، که کی بیایم و به حضور خدا حاضر شوم. bible_en_fa For innumerable evils have compassed me about: mine iniquities have taken hold upon me, so that I am not able to look up; they are more than the hairs of mine head: therefore my heart faileth me. اشکهایم روز و شب نان من می‌بود، چون تمامی روز مرا می‌گفتند: «خدای تو کجاست؟» bible_en_fa Be pleased, O LORD, to deliver me: O LORD, make haste to help me. چون این را بیاد می‌آورم جان خود را بر خود می‌ریزم. چگونه با جماعت می‌رفتم و ایشان را به خانه خدا پیشروی می‌کردم، به آواز ترنم و تسبیح در گروه عیدکنندگان. bible_en_fa Let them be ashamed and confounded together that seek after my soul to destroy it; let them be driven backward and put to shame that wish me evil. ‌ای جانم چرا منحنی شده‌ای و چرا درمن پریشان گشته‌ای؟ بر خدا امید دار زیرا که او رابرای نجات روی او باز حمد خواهم گفت. bible_en_fa Let them be desolate for a reward of their shame that say unto me, Aha, aha. ‌ای خدای من، جانم در من منحنی شد. بنابراین تو را از زمین اردن یاد خواهم کرد، ازکوههای حرمون و از جبل مصغر. bible_en_fa Let all those that seek thee rejoice and be glad in thee: let such as love thy salvation say continually, The LORD be magnified. لجه به لجه ندا می‌دهد از آواز آبشارهای تو جمیع خیزابها وموجهای تو بر من گذشته است. bible_en_fa But I am poor and needy; yet the Lord thinketh upon me: thou art my help and my deliverer; make no tarrying, O my God. در روز خداوندرحمت خود را خواهد فرمود. و در شب سرود اوبا من خواهد بود و دعا نزد خدای حیات من. bible_en_fa Blessed is he that considereth the poor: the LORD will deliver him in time of trouble. به خدا گفته‌ام: «ای صخره من چرا مرا فراموش کرده‌ای؟» چرا به‌سبب ظلم دشمن ماتم‌کنان ترددبکنم؟ bible_en_fa The LORD will preserve him, and keep him alive; and he shall be blessed upon the earth: and thou wilt not deliver him unto the will of his enemies. دشمنانم به کوبیدگی در استخوانهایم مرا ملامت می‌کنند، چونکه همه روزه مرامی گویند: «خدای تو کجاست؟»‌ای جان من چرا منحنی شده و چرا در من پریشان گشته‌ای؟ بر خدا امید دار زیرا که او را باز حمد خواهم گفت، که نجات روی من و خدای من است. bible_en_fa The LORD will strengthen him upon the bed of languishing: thou wilt make all his bed in his sickness. ‌ای جان من چرا منحنی شده و چرا در من پریشان گشته‌ای؟ بر خدا امید دار زیرا که او را باز حمد خواهم گفت، که نجات روی من و خدای من است. bible_en_fa I said, LORD, be merciful unto me: heal my soul; for I have sinned against thee. ای خدا مرا داوری کن و دعوای مرا باقوم بیرحم فیصل فرما و از مرد حیله گرو ظالم مرا خلاصی ده. bible_en_fa Mine enemies speak evil of me, When shall he die, and his name perish? زیرا تو خدای قوت من هستی. چرا مرا دور انداختی؟ چرا به‌سبب ستم دشمن ماتم‌کنان تردد بکنم؟ bible_en_fa And if he come to see me, he speaketh vanity: his heart gathereth iniquity to itself; when he goeth abroad, he telleth it. نور و راستی خود را بفرست تا مرا هدایت نمایند. و مرا به کوه مقدس تو و مسکن های تو رسانند. bible_en_fa All that hate me whisper together against me: against me do they devise my hurt. آنگاه به مذبح خدا خواهم رفت، بسوی خدایی که سرور و خرمی من است. و تورا‌ای خدا، خدای من با بربط تسبیح خواهم خواند.‌ای جان من چرا منحنی شده‌ای؟ و چرا درمن پریشان گشته‌ای؟ امید بر خدا دار. زیرا که او راباز حمد خواهم گفت، که نجات روی من وخدای من است. bible_en_fa An evil disease, say they, cleaveth fast unto him: and now that he lieth he shall rise up no more. ‌ای جان من چرا منحنی شده‌ای؟ و چرا درمن پریشان گشته‌ای؟ امید بر خدا دار. زیرا که او راباز حمد خواهم گفت، که نجات روی من وخدای من است. bible_en_fa Yea, mine own familiar friend, in whom I trusted, which did eat of my bread, hath lifted up his heel against me. ای خدا به گوشهای خود شنیده‌ایم وپدران ما، ما را خبر داده‌اند، از کاری که در روزهای ایشان و در ایام سلف کرده‌ای. bible_en_fa But thou, O LORD, be merciful unto me, and raise me up, that I may requite them. تو به‌دست خود امت‌ها را بیرون کردی، اماایشان را غرس نمودی. قومها را تباه کردی، اما ایشان را منتشر ساختی. bible_en_fa By this I know that thou favourest me, because mine enemy doth not triumph over me. زیرا که به شمشیر خود زمین را تسخیر نکردند و بازوی ایشان ایشان را نجات نداد. بلکه دست راست تو وبازو و نور روی تو. زیرا از ایشان خرسندبودی. bible_en_fa And as for me, thou upholdest me in mine integrity, and settest me before thy face for ever. ‌ای خدا تو پادشاه من هستی. پس برنجات یعقوب امر فرما. bible_en_fa Blessed be the LORD God of Israel from everlasting, and to everlasting. Amen, and Amen. به مدد تو دشمنان خود راخواهیم افکند و به نام تو مخالفان خویش راپایمال خواهیم ساخت. bible_en_fa As the hart panteth after the water brooks, so panteth my soul after thee, O God. زیرا بر کمان خودتوکل نخواهم داشت و شمشیرم مرا خلاصی نخواهد داد. bible_en_fa My soul thirsteth for God, for the living God: when shall I come and appear before God? بلکه تو ما را از دشمنان ما خلاصی دادی و مبغضان ما را خجل ساختی. bible_en_fa My tears have been my meat day and night, while they continually say unto me, Where is thy God? تمامی روزبر خدا فخر خواهیم کرد و نام تو را تا به ابد تسبیح خواهیم خواند، سلاه. bible_en_fa When I remember these things, I pour out my soul in me: for I had gone with the multitude, I went with them to the house of God, with the voice of joy and praise, with a multitude that kept holyday. لیکن الان تو ما را دورانداخته و رسوا ساخته‌ای و با لشکرهای ما بیرون نمی آیی. bible_en_fa Why art thou cast down, O my soul? and why art thou disquieted in me? hope thou in God: for I shall yet praise him for the help of his countenance. و ما را از پیش دشمن روگردان ساخته‌ای و خصمان ما برای خویشتن تاراج می‌کنند. bible_en_fa O my God, my soul is cast down within me: therefore will I remember thee from the land of Jordan, and of the Hermonites, from the hill Mizar. ما را مثل گوسفندان برای خوراک تسلیم کرده‌ای و ما را در میان امت‌ها پراکنده ساخته‌ای. bible_en_fa Deep calleth unto deep at the noise of thy waterspouts: all thy waves and thy billows are gone over me. قوم خود را بی‌بها فروختی و ازقیمت ایشان نفع نبردی. bible_en_fa Yet the LORD will command his lovingkindness in the daytime, and in the night his song shall be with me, and my prayer unto the God of my life. ما را نزد همسایگان ماعار گردانیدی. اهانت و سخریه نزد آنانی که گرداگرد مایند. bible_en_fa I will say unto God my rock, Why hast thou forgotten me? why go I mourning because of the oppression of the enemy? ما را در میان امت هاضرب‌المثل ساخته‌ای. جنبانیدن سر در میان قوم‌ها. bible_en_fa As with a sword in my bones, mine enemies reproach me; while they say daily unto me, Where is thy God? و رسوایی من همه روزه در نظر من است. و خجالت رویم مرا پوشانیده است، bible_en_fa Why art thou cast down, O my soul? and why art thou disquieted within me? hope thou in God: for I shall yet praise him, who is the health of my countenance, and my God. ازآواز ملامت گو و فحاش، از روی دشمن و انتقام گیرنده. bible_en_fa Judge me, O God, and plead my cause against an ungodly nation: O deliver me from the deceitful and unjust man. این همه بر ما واقع شد. اما تو را فراموش نکردیم و در عهد تو خیانت نورزیدیم. bible_en_fa For thou art the God of my strength: why dost thou cast me off? why go I mourning because of the oppression of the enemy? دل مابه عقب برنگردید و پایهای ما از طریق تو انحراف نورزید. bible_en_fa O send out thy light and thy truth: let them lead me; let them bring me unto thy holy hill, and to thy tabernacles. هرچند ما را در مکان اژدرها کوبیدی و ما را به سایه موت پوشانیدی. bible_en_fa Then will I go unto the altar of God, unto God my exceeding joy: yea, upon the harp will I praise thee, O God my God. نام خدای خود را هرگز فراموش نکردیم و دست خود را به خدای غیر برنیفراشتیم. bible_en_fa Why art thou cast down, O my soul? and why art thou disquieted within me? hope in God: for I shall yet praise him, who is the health of my countenance, and my God. آیا خدا این راغوررسی نخواهد کرد؟ زیرا او خفایای قلب رامی داند. bible_en_fa We have heard with our ears, O God, our fathers have told us, what work thou didst in their days, in the times of old. هر آینه به‌خاطر تو تمامی روز کشته می‌شویم و مثل گوسفندان ذبح شمرده می‌شویم. bible_en_fa How thou didst drive out the heathen with thy hand, and plantedst them; how thou didst afflict the people, and cast them out. ‌ای خداوند بیدار شو چراخوابیده‌ای؟ برخیز و ما را تا به ابد دور مینداز. bible_en_fa For they got not the land in possession by their own sword, neither did their own arm save them: but thy right hand, and thine arm, and the light of thy countenance, because thou hadst a favour unto them. چرا روی خود را پوشانیدی و ذلت و تنگی مارا فراموش کردی؟ bible_en_fa Thou art my King, O God: command deliverances for Jacob. زیرا که جان ما به خاک خم شده است و شکم ما به زمین چسبیده.به جهت اعانت ما برخیز و بخاطر رحمانیت خود ما رافدیه ده. bible_en_fa Through thee will we push down our enemies: through thy name will we tread them under that rise up against us. به جهت اعانت ما برخیز و بخاطر رحمانیت خود ما رافدیه ده. bible_en_fa For I will not trust in my bow, neither shall my sword save me. دل من به کلام نیکو می‌جوشد. انشاءخود را درباره پادشاه می‌گویم. زبان من قلم کاتب ماهر است. bible_en_fa But thou hast saved us from our enemies, and hast put them to shame that hated us. تو جمیل تر هستی ازبنی آدم و نعمت بر لبهای تو ریخته شده است. بنابراین، خدا تو را مبارک ساخته است تا ابدالاباد. bible_en_fa In God we boast all the day long, and praise thy name for ever. Selah. ‌ای جبار شمشیر خود را بر ران خود ببند، یعنی جلال و کبریایی خویش را. bible_en_fa But thou hast cast off, and put us to shame; and goest not forth with our armies. و به کبریایی خودسوار شده، غالب شو به جهت راستی و حلم وعدالت و دست راستت چیزهای ترسناک را به توخواهد آموخت. bible_en_fa Thou makest us to turn back from the enemy: and they which hate us spoil for themselves. به تیرهای تیز تو امت‌ها زیر تومی افتند و به دل دشمنان پادشاه فرو می‌رود. bible_en_fa Thou hast given us like sheep appointed for meat; and hast scattered us among the heathen. ‌ای خدا، تخت تو تا ابدالاباد است؛ عصای راستی عصای سلطنت تو است. bible_en_fa Thou sellest thy people for nought, and dost not increase thy wealth by their price. عدالت را دوست وشرارت را دشمن داشتی. بنابراین خدا خدای توتو را به روغن شادمانی بیشتر از رفقایت مسح کرده است. bible_en_fa Thou makest us a reproach to our neighbours, a scorn and a derision to them that are round about us. همه رختهای تو مر و عود و سلیخه است، از قصرهای عاج که به تارها تو را خوش ساختند. bible_en_fa Thou makest us a byword among the heathen, a shaking of the head among the people. دختران پادشاهان از زنان نجیب توهستند. ملکه به‌دست راستت در طلای اوفیرایستاده است. bible_en_fa My confusion is continually before me, and the shame of my face hath covered me, ‌ای دختر بشنو و ببین و گوش خود را فرادار. و قوم خود و خانه پدرت رافراموش کن، bible_en_fa For the voice of him that reproacheth and blasphemeth; by reason of the enemy and avenger. تا پادشاه مشتاق جمال تو بشود، زیرا او خداوند تو است پس او را عبادت نما. bible_en_fa All this is come upon us; yet have we not forgotten thee, neither have we dealt falsely in thy covenant. ودختر صور با ارمغانی. و دولتمندان قوم رضامندی تو را خواهند طلبید. bible_en_fa Our heart is not turned back, neither have our steps declined from thy way; دختر پادشاه تمام در اندرون مجید است و رختهای او با طلا مرصع است. bible_en_fa Though thou hast sore broken us in the place of dragons, and covered us with the shadow of death. به لباس طرازدار نزد پادشاه حاضر می‌شود. باکره های همراهان او در عقب وی نزد تو آورده خواهند شد. bible_en_fa If we have forgotten the name of our God, or stretched out our hands to a strange god; به شادمانی وخوشی آورده می‌شوند و به قصر پادشاه داخل خواهند شد. bible_en_fa Shall not God search this out? for he knoweth the secrets of the heart. به عوض پدرانت پسرانت خواهند بود و ایشان را بر تمامی جهان سروران خواهی ساخت.نام تو را در همه دهرها ذکرخواهم کرد. پس قوم‌ها تو را حمد خواهند گفت تا ابدالاباد. bible_en_fa Yea, for thy sake are we killed all the day long; we are counted as sheep for the slaughter. نام تو را در همه دهرها ذکرخواهم کرد. پس قوم‌ها تو را حمد خواهند گفت تا ابدالاباد. bible_en_fa Awake, why sleepest thou, O Lord? arise, cast us not off for ever. خدا ملجا و قوت ماست، و مددکاری که در تنگیها فور یافت می‌شود. bible_en_fa Wherefore hidest thou thy face, and forgettest our affliction and our oppression? پس نخواهیم ترسید، اگر‌چه جهان مبدل گردد وکوهها در قعر دریا به لرزش آید. bible_en_fa For our soul is bowed down to the dust: our belly cleaveth unto the earth. اگر‌چه آبهایش آشوب کنند و به جوش آیند و کوهها ازسرکشی آن متزلزل گردند، سلاه. bible_en_fa Arise for our help, and redeem us for thy mercies' sake. نهری است که شعبه هایش شهر خدا را فرحناک می‌سازد ومسکن قدوس حضرت اعلی را. bible_en_fa My heart is inditing a good matter: I speak of the things which I have made touching the king: my tongue is the pen of a ready writer. خدا در وسطاوست پس جنبش نخواهد خورد. خدا او رااعانت خواهد کرد در طلوع صبح. bible_en_fa Thou art fairer than the children of men: grace is poured into thy lips: therefore God hath blessed thee for ever. امت‌ها نعره زدند و مملکتها متحرک گردیدند. او آواز خود راداد. پس جهان گداخته گردید. bible_en_fa Gird thy sword upon thy thigh, O most mighty, with thy glory and thy majesty. یهوه صبایوت باماست. و خدای یعقوب قلعه بلند ما، سلاه. bible_en_fa And in thy majesty ride prosperously because of truth and meekness and righteousness; and thy right hand shall teach thee terrible things. بیایید کارهای خداوند را نظاره کنید، که چه خرابیها در جهان پیدا نمود. bible_en_fa Thine arrows are sharp in the heart of the king's enemies; whereby the people fall under thee. او جنگها را تااقصای جهان تسکین می‌دهد. کمان را می‌شکند ونیزه را قطع می‌کند و ارابه‌ها را به آتش می‌سوزاند. bible_en_fa Thy throne, O God, is for ever and ever: the sceptre of thy kingdom is a right sceptre. بازایستید و بدانید که من خدا هستم. در میان امت‌ها، متعال و در جهان، متعال خواهم شد.یهوه صبایوت با ماست و خدای یعقوب قلعه بلند ما، سلاه. bible_en_fa Thou lovest righteousness, and hatest wickedness: therefore God, thy God, hath anointed thee with the oil of gladness above thy fellows. یهوه صبایوت با ماست و خدای یعقوب قلعه بلند ما، سلاه. bible_en_fa All thy garments smell of myrrh, and aloes, and cassia, out of the ivory palaces, whereby they have made thee glad. ای جمیع امت‌ها دستک زنید. نزد خدابه آواز شادی بانگ برآورید. bible_en_fa Kings' daughters were among thy honourable women: upon thy right hand did stand the queen in gold of Ophir. زیراخداوند متعال و مهیب است و بر تمامی جهان خدای بزرگ. bible_en_fa Hearken, O daughter, and consider, and incline thine ear; forget also thine own people, and thy father's house; قوم‌ها را در زیر ما مغلوب خواهدساخت و طایفه‌ها را در زیر پایهای ما. bible_en_fa So shall the king greatly desire thy beauty: for he is thy Lord; and worship thou him. میراث مارا برای ما خواهد برگزید یعنی جلالت یعقوب راکه دوست می‌دارد، سلاه. bible_en_fa And the daughter of Tyre shall be there with a gift; even the rich among the people shall intreat thy favour. خدا به آواز بلندصعود نموده است. خداوند به آواز کرنا. bible_en_fa The king's daughter is all glorious within: her clothing is of wrought gold. تسبیح بخوانید، خدا را تسبیح بخوانید. تسبیح بخوانید، پادشاه ما را تسبیح بخوانید. bible_en_fa She shall be brought unto the king in raiment of needlework: the virgins her companions that follow her shall be brought unto thee. زیرا خدا پادشاه تمامی جهان است. به خردمندی تسبیح بخوانید. bible_en_fa With gladness and rejoicing shall they be brought: they shall enter into the king's palace. خدا بر امت‌ها سلطنت می‌کند. خدا بر تخت قدس خود نشسته است.سروران قوم‌ها با قوم خدای ابراهیم جمع شده‌اند زیرا که سپرهای جهان از آن خداست. او بسیار متعال می‌باشد. bible_en_fa Instead of thy fathers shall be thy children, whom thou mayest make princes in all the earth. سروران قوم‌ها با قوم خدای ابراهیم جمع شده‌اند زیرا که سپرهای جهان از آن خداست. او بسیار متعال می‌باشد. bible_en_fa I will make thy name to be remembered in all generations: therefore shall the people praise thee for ever and ever. خداوند بزرگ است و بی‌نهایت مجید، در شهر خدای ما و در کوه مقدس خویش. bible_en_fa God is our refuge and strength, a very present help in trouble. جمیل در بلندی‌اش و شادی تمامی جهان است کوه صهیون، در جوانب شمال، قریه پادشاه عظیم. bible_en_fa Therefore will not we fear, though the earth be removed, and though the mountains be carried into the midst of the sea; خدا در قصرهای آن به ملجای بلند معروف است. bible_en_fa Though the waters thereof roar and be troubled, though the mountains shake with the swelling thereof. Selah. زیرا اینک پادشاهان جمع شدند، و با هم درگذشتند. bible_en_fa There is a river, the streams whereof shall make glad the city of God, the holy place of the tabernacles of the most High. ایشان چون دیدندمتعجب گردیدند. و در حیرت افتاده، فرار کردند. bible_en_fa God is in the midst of her; she shall not be moved: God shall help her, and that right early. لرزه بر ایشان در آنجا مستولی گردید و دردشدید مثل زنی که می‌زاید. bible_en_fa The heathen raged, the kingdoms were moved: he uttered his voice, the earth melted. تو کشتیهای ترشیش را به باد شرقی شکستی. bible_en_fa The LORD of hosts is with us; the God of Jacob is our refuge. Selah. چنانکه شنیده بودیم، همچنان دیده‌ایم، در شهر یهوه صبایوت، در شهر خدای ما؛ خدا آن را تا ابدالاباد مستحکم خواهد ساخت، سلاه. bible_en_fa Come, behold the works of the LORD, what desolations he hath made in the earth. ‌ای خدا در رحمت توتفکر کرده‌ایم، در اندرون هیکل تو. bible_en_fa He maketh wars to cease unto the end of the earth; he breaketh the bow, and cutteth the spear in sunder; he burneth the chariot in the fire. ‌ای خداچنانکه نام تو است، همچنان تسبیح تو نیز تااقصای زمین. دست راست تو از عدالت پر است. bible_en_fa Be still, and know that I am God: I will be exalted among the heathen, I will be exalted in the earth. کوه صهیون شادی می‌کند و دختران یهودا به وجد می‌آیند، به‌سبب داوریهای تو. bible_en_fa The LORD of hosts is with us; the God of Jacob is our refuge. Selah. صهیون را طواف کنید و گرداگرد او بخرامید و برجهای وی را بشمارید. bible_en_fa O clap your hands, all ye people; shout unto God with the voice of triumph. دل خود را به حصارهایش بنهید و در قصرهایش تامل کنید تا طبقه آینده رااطلاع دهید.زیرا این خدا، خدای ماست تاابدالاباد و ما را تا به موت هدایت خواهد نمود. bible_en_fa For the LORD most high is terrible; he is a great King over all the earth. زیرا این خدا، خدای ماست تاابدالاباد و ما را تا به موت هدایت خواهد نمود. bible_en_fa He shall subdue the people under us, and the nations under our feet. ای تمامی قوم‌ها این را بشنوید! ای جمیع سکنه ربع مسکون این را گوش گیرید! bible_en_fa He shall choose our inheritance for us, the excellency of Jacob whom he loved. Selah. ‌ای عوام و خواص! ای دولتمندان وفقیران جمیع! bible_en_fa God is gone up with a shout, the LORD with the sound of a trumpet. زبانم به حکمت سخن می‌راند وتفکر دل من فطانت است. bible_en_fa Sing praises to God, sing praises: sing praises unto our King, sing praises. گوش خود را به مثلی فرا می‌گیرم. معمای خویش را بر بربط می‌گشایم. bible_en_fa For God is the King of all the earth: sing ye praises with understanding. چرا در روزهای بلا ترسان باشم، چون گناه پاشنه هایم مرا احاطه می‌کند؛ bible_en_fa God reigneth over the heathen: God sitteth upon the throne of his holiness. آنانی که بر دولت خود اعتماد دارند و بر کثرت توانگری خویش فخر می‌نمایند. bible_en_fa The princes of the people are gathered together, even the people of the God of Abraham: for the shields of the earth belong unto God: he is greatly exalted. هیچ‌کس هرگز برای برادر خودفدیه نخواهد داد و کفاره او را به خدا نخواهد بخشید. bible_en_fa Great is the LORD, and greatly to be praised in the city of our God, in the mountain of his holiness. زیرا فدیه جان ایشان گران بهاست و ابد بدان نمی توان رسید bible_en_fa Beautiful for situation, the joy of the whole earth, is mount Zion, on the sides of the north, the city of the great King. تا زنده بماند تا ابدالاباد وفساد را نبیند. bible_en_fa God is known in her palaces for a refuge. زیرا می‌بیند که حکیمان می‌میرند. و جاهلان و ابلهان با هم هلاک می‌گردند و دولت خود را برای دیگران ترک می‌کنند. bible_en_fa For, lo, the kings were assembled, they passed by together. فکر دل ایشان این است که خانه های ایشان دائمی باشد و مسکنهای ایشان دوربه دور؛ و نامهای خود را بر زمینهای خود می‌نهند. bible_en_fa They saw it, and so they marvelled; they were troubled, and hasted away. لیکن انسان در حرمت باقی نمی ماند، بلکه مثل بهایم است که هلاک می‌شود. bible_en_fa Fear took hold upon them there, and pain, as of a woman in travail. این طریقه ایشان، جهالت ایشان است و اعقاب ایشان سخن ایشان را می‌پسندند، سلاه. bible_en_fa Thou breakest the ships of Tarshish with an east wind. مثل گوسفندان درهاویه رانده می‌شوند و موت ایشان را شبانی می‌کند و صبحگاهان راستان بر ایشان حکومت خواهند کرد و جمال ایشان در هاویه پوسیده خواهد شد تا مسکنی برای آن نباشد. bible_en_fa As we have heard, so have we seen in the city of the LORD of hosts, in the city of our God: God will establish it for ever. Selah. لیکن خدا جان مرا از دست هاویه نجات خواهد دادزیرا که مرا خواهد گرفت، سلاه. bible_en_fa We have thought of thy lovingkindness, O God, in the midst of thy temple. پس ترسان مباش، چون کسی دولتمندگردد و جلال خانه او افزوده شود! bible_en_fa According to thy name, O God, so is thy praise unto the ends of the earth: thy right hand is full of righteousness. زیرا چون بمیرد چیزی از آن نخواهد برد و جلالش در عقب او فرو نخواهد رفت. bible_en_fa Let mount Zion rejoice, let the daughters of Judah be glad, because of thy judgments. زیرا در حیات خود، خویشتن را مبارک می‌خواند. و چون بر خوداحسان می‌کنی، مردم ترا می‌ستایند. bible_en_fa Walk about Zion, and go round about her: tell the towers thereof. لیکن به طبقه پدران خود خواهد پیوست که نور را تا به ابدنخواهند دید.انسانی که در حرمت است وفهم ندارد، مثل بهایم است که هلاک می‌شود. bible_en_fa Mark ye well her bulwarks, consider her palaces; that ye may tell it to the generation following. انسانی که در حرمت است وفهم ندارد، مثل بهایم است که هلاک می‌شود. bible_en_fa For this God is our God for ever and ever: he will be our guide even unto death. خدا، خدا یهوه تکلم می‌کند و زمین رااز مطلع آفتاب تا به مغربش می‌خواند. bible_en_fa Hear this, all ye people; give ear, all ye inhabitants of the world: از صهیون که کمال زیبایی است، خدا تجلی نموده است. bible_en_fa Both low and high, rich and poor, together. خدای ما می‌آید و سکوت نخواهد نمود. آتش پیش روی او می‌بلعد. وطوفان شدید گرداگرد وی خواهد بود. bible_en_fa My mouth shall speak of wisdom; and the meditation of my heart shall be of understanding. آسمان را از بالا می‌خواند و زمین را، تا قوم خود راداوری کند: bible_en_fa I will incline mine ear to a parable: I will open my dark saying upon the harp. «مقدسان مرا نزد من جمع کنید، که عهد را با من به قربانی بسته‌اند.» bible_en_fa Wherefore should I fear in the days of evil, when the iniquity of my heels shall compass me about? و آسمانها ازانصاف او خبر خواهند داد. زیرا خدا خود داوراست، سلاه. bible_en_fa They that trust in their wealth, and boast themselves in the multitude of their riches; «ای قوم من بشنوتا سخن گویم. و‌ای اسرائیل تا برایت شهادت دهم که خدا، خدای تومن هستم. bible_en_fa None of them can by any means redeem his brother, nor give to God a ransom for him: درباره قربانی هایت تو را توبیخ نمی کنم و قربانی های سوختنی تو دائم در نظرمن است. bible_en_fa (For the redemption of their soul is precious, and it ceaseth for ever:) گوساله‌ای از خانه تو نمی گیرم و نه بزی از آغل تو. bible_en_fa That he should still live for ever, and not see corruption. زیراکه جمیع حیوانات جنگل از آن منند و بهایمی که بر هزاران کوه می‌باشند. bible_en_fa For he seeth that wise men die, likewise the fool and the brutish person perish, and leave their wealth to others. همه پرندگان کوهها را می‌شناسم و وحوش صحرا نزد من حاضرند. bible_en_fa Their inward thought is, that their houses shall continue for ever, and their dwelling places to all generations; they call their lands after their own names. اگر گرسنه می‌بودم تورا خبر نمی دادم. زیرا ربع مسکون و پری آن از آن من است. bible_en_fa Nevertheless man being in honour abideth not: he is like the beasts that perish. آیا گوشت گاوان را بخورم و خون بزها را بنوشم؟ bible_en_fa This their way is their folly: yet their posterity approve their sayings. Selah. برای خدا قربانی تشکر رابگذران، و نذرهای خویش را به حضرت اعلی وفانما. bible_en_fa Like sheep they are laid in the grave; death shall feed on them; and the upright shall have dominion over them in the morning; and their beauty shall consume in the grave from their dwelling. پس در روز تنگی مرا بخوان تا تو راخلاصی دهم و مرا تمجید بنمایی.» bible_en_fa But God will redeem my soul from the power of the grave: for he shall receive me. Selah. و اما به شریر خدا می‌گوید: «ترا چه‌کاراست که فرایض مرا بیان کنی و عهد مرا به زبان خود بیاوری؟ bible_en_fa Be not thou afraid when one is made rich, when the glory of his house is increased; چونکه تو از تادیب نفرت داشته‌ای و کلام مرا پشت سر خود انداخته‌ای. bible_en_fa For when he dieth he shall carry nothing away: his glory shall not descend after him. چون دزد را دیدی او را پسند کردی و نصیب تو با زناکاران است. bible_en_fa Though while he lived he blessed his soul: and men will praise thee, when thou doest well to thyself. دهان خود را به شرارت گشوده‌ای و زبانت حیله را اختراع می‌کند. bible_en_fa He shall go to the generation of his fathers; they shall never see light. نشسته‌ای تا به ضد برادر خود سخن رانی ودرباره پسر مادر خویش غیبت‌گویی. bible_en_fa Man that is in honour, and understandeth not, is like the beasts that perish. این راکردی و من سکوت نمودم. پس گمان بردی که من مثل تو هستم. لیکن تو را توبیخ خواهم کرد. و این را پیش نظر تو به ترتیب خواهم نهاد. bible_en_fa The mighty God, even the LORD, hath spoken, and called the earth from the rising of the sun unto the going down thereof. ‌ای فراموش کنندگان خدا، در این تفکر کنید! مباداشما را بدرم و رهاننده‌ای نباشد.هر‌که قربانی تشکر را گذراند مرا تمجید می‌کند. و آنکه طریق خود را راست سازد، نجات خدا را به وی نشان خواهم داد.» bible_en_fa Out of Zion, the perfection of beauty, God hath shined. هر‌که قربانی تشکر را گذراند مرا تمجید می‌کند. و آنکه طریق خود را راست سازد، نجات خدا را به وی نشان خواهم داد.» bible_en_fa Our God shall come, and shall not keep silence: a fire shall devour before him, and it shall be very tempestuous round about him. ای خدا به حسب رحمت خود بر من رحم فرما. به حسب کثرت رافت خویش گناهانم را محو ساز. bible_en_fa He shall call to the heavens from above, and to the earth, that he may judge his people. مرا از عصیانم به کلی شست و شو ده و از گناهم مرا طاهر کن. bible_en_fa Gather my saints together unto me; those that have made a covenant with me by sacrifice. زیرا که من به معصیت خود اعتراف می‌کنم وگناهم همیشه در نظر من است. bible_en_fa And the heavens shall declare his righteousness: for God is judge himself. Selah. به تو و به تو تنهاگناه ورزیده، و در نظر تو این بدی را کرده‌ام. تا درکلام خود مصدق گردی و در داوری خویش مزکی شوی. bible_en_fa Hear, O my people, and I will speak; O Israel, and I will testify against thee: I am God, even thy God. اینک در معصیت سرشته شدم و مادرم درگناه به من آبستن گردید. bible_en_fa I will not reprove thee for thy sacrifices or thy burnt offerings, to have been continually before me. اینک براستی در قلب راغب هستی. پس حکمت را در باطن من به من بیاموز. bible_en_fa I will take no bullock out of thy house, nor he goats out of thy folds. مرا با زوفا پاک کن تا طاهر شوم. مراشست و شو کن تا از برف سفیدتر گردم. bible_en_fa For every beast of the forest is mine, and the cattle upon a thousand hills. شادی وخرمی را به من بشنوان تا استخوانهایی که کوبیده‌ای به وجد آید. bible_en_fa I know all the fowls of the mountains: and the wild beasts of the field are mine. روی خود را از گناهانم بپوشان و همه خطایای مرا محو کن. bible_en_fa If I were hungry, I would not tell thee: for the world is mine, and the fulness thereof. ‌ای خدادل طاهر در من بیافرین و روح مستقیم در باطنم تازه بساز. bible_en_fa Will I eat the flesh of bulls, or drink the blood of goats? مرا از حضور خود مینداز، و روح قدوس خود را از من مگیر. bible_en_fa Offer unto God thanksgiving; and pay thy vows unto the most High: شادی نجات خودرا به من باز ده و به روح آزاد مرا تایید فرما. bible_en_fa And call upon me in the day of trouble: I will deliver thee, and thou shalt glorify me. آنگاه طریق تو را به خطاکاران تعلیم خواهم داد، و گناه کاران بسوی تو بازگشت خواهند نمود. bible_en_fa But unto the wicked God saith, What hast thou to do to declare my statutes, or that thou shouldest take my covenant in thy mouth? مرا از خونها نجات ده! ای خدایی که خدای نجات من هستی! تا زبانم به عدالت تو ترنم نماید. bible_en_fa Seeing thou hatest instruction, and castest my words behind thee. خداوندا لبهایم را بگشا تا زبانم تسبیح تو رااخبار نماید. bible_en_fa When thou sawest a thief, then thou consentedst with him, and hast been partaker with adulterers. زیرا قربانی را دوست نداشتی والا می‌دادم. قربانی سوختنی را پسند نکردی. bible_en_fa Thou givest thy mouth to evil, and thy tongue frameth deceit. قربانی های خدا روح شکسته است. خدایا دل شکسته و کوبیده را خوار نخواهی شمرد. bible_en_fa Thou sittest and speakest against thy brother; thou slanderest thine own mother's son. به رضامندی خود بر صهیون احسان فرما وحصارهای اورشلیم را بنا نما.آنگاه ازقربانی های عدالت و قربانی های سوختنی تمام راضی خواهی شد و گوساله‌ها بر مذبح توخواهند گذرانید. bible_en_fa These things hast thou done, and I kept silence; thou thoughtest that I was altogether such an one as thyself: but I will reprove thee, and set them in order before thine eyes. آنگاه ازقربانی های عدالت و قربانی های سوختنی تمام راضی خواهی شد و گوساله‌ها بر مذبح توخواهند گذرانید. bible_en_fa Now consider this, ye that forget God, lest I tear you in pieces, and there be none to deliver. ای جبار چرا از بدی فخر می‌کنی؟ رحمت خدا همیشه باقی است. bible_en_fa Whoso offereth praise glorifieth me: and to him that ordereth his conversation aright will I shew the salvation of God. زبان تو شرارت را اختراع می‌کند، مثل استره تیز، ای حیله ساز! bible_en_fa Have mercy upon me, O God, according to thy lovingkindness: according unto the multitude of thy tender mercies blot out my transgressions. بدی را از نیکویی بیشتر دوست می‌داری و دروغ را زیادتر از راست گویی، سلاه. bible_en_fa Wash me throughly from mine iniquity, and cleanse me from my sin. همه سخنان مهلک را دوست می‌داری، ای زبان حیله باز! bible_en_fa For I acknowledge my transgressions: and my sin is ever before me. خدا نیز تو را تا به ابد هلاک خواهد کردو تو را ربوده، از مسکن تو خواهد کند و ریشه تورا از زمین زندگان، سلاه. bible_en_fa Against thee, thee only, have I sinned, and done this evil in thy sight: that thou mightest be justified when thou speakest, and be clear when thou judgest. عادلان این را دیده، خواهند ترسید و بر او خواهند خندید. bible_en_fa Behold, I was shapen in iniquity; and in sin did my mother conceive me. هان این کسی است که خدا را قلعه خویش ننمود بلکه به کثرت دولت خود توکل کرد و از بدی خویش خود را زورآور ساخت. bible_en_fa Behold, thou desirest truth in the inward parts: and in the hidden part thou shalt make me to know wisdom. و اما من مثل زیتون سبز در خانه خدا هستم. به رحمت خدا توکل می‌دارم تا ابدالاباد.تو را همیشه حمد خواهم گفت، زیرا تو این را کرده‌ای. و انتظار نام تو را خواهم کشید زیرا نزدمقدسان تو نیکوست. bible_en_fa Purge me with hyssop, and I shall be clean: wash me, and I shall be whiter than snow. تو را همیشه حمد خواهم گفت، زیرا تو این را کرده‌ای. و انتظار نام تو را خواهم کشید زیرا نزدمقدسان تو نیکوست. bible_en_fa Make me to hear joy and gladness; that the bones which thou hast broken may rejoice. احمق در دل خود می‌گوید که خدایی نیست. فاسد شده، شرارت مکروه کرده‌اند. و نیکوکاری نیست. bible_en_fa Hide thy face from my sins, and blot out all mine iniquities. خدا از آسمان بر بنی آدم نظر انداخت تاببیند که فهیم و طالب خدایی هست. bible_en_fa Create in me a clean heart, O God; and renew a right spirit within me. همه ایشان مرتد شده، با هم فاسد گردیده‌اند. نیکوکاری نیست یکی هم نی. bible_en_fa Cast me not away from thy presence; and take not thy holy spirit from me. آیا گناهکاران بی‌معرفت هستند که قوم مرا می‌خورند چنانکه نان می‌خورند و خدا را نمی خوانند؟ bible_en_fa Restore unto me the joy of thy salvation; and uphold me with thy free spirit. آنگاه سخت‌ترسان شدند، جایی که هیچ ترس نبود. زیرا خدااستخوانهای محاصره کننده تو را از هم پاشید. آنها را خجل ساخته‌ای زیرا خدا ایشان را ردنموده است.کاش که نجات اسرائیل از صهیون ظاهر می شد. وقتی که خدا اسیری قوم خویش رابرگرداند، یعقوب وجد خواهد نمود و اسرائیل شادی خواهد کرد. bible_en_fa Then will I teach transgressors thy ways; and sinners shall be converted unto thee. کاش که نجات اسرائیل از صهیون ظاهر می شد. وقتی که خدا اسیری قوم خویش رابرگرداند، یعقوب وجد خواهد نمود و اسرائیل شادی خواهد کرد. bible_en_fa Deliver me from bloodguiltiness, O God, thou God of my salvation: and my tongue shall sing aloud of thy righteousness. ای خدا به نام خود مرا نجات بده و به قوت خویش بر من داوری نما. bible_en_fa O Lord, open thou my lips; and my mouth shall shew forth thy praise. ‌ای خدا دعای مرا بشنو و سخنان زبانم را گوش بگیر. bible_en_fa For thou desirest not sacrifice; else would I give it: thou delightest not in burnt offering. زیرا بیگانگان به ضد من برخاسته‌اند و ظالمان قصد جان من دارند. و خدا را در مد نظر خودنگذاشته‌اند، سلاه. bible_en_fa The sacrifices of God are a broken spirit: a broken and a contrite heart, O God, thou wilt not despise. اینک خدا مددکار من است. خداوند از تایید کنندگان جان من است. bible_en_fa Do good in thy good pleasure unto Zion: build thou the walls of Jerusalem. بدی رابر دشمنان من خواهد برگردانید. به راستی خودریشه ایشان را بکن. bible_en_fa Then shalt thou be pleased with the sacrifices of righteousness, with burnt offering and whole burnt offering: then shall they offer bullocks upon thine altar. قربانی های تبرعی نزد توخواهم گذرانید و نام تو را‌ای خداوند حمدخواهم گفت زیرا نیکوست.چونکه از جمیع تنگیها مرا خلاصی داده‌ای، و چشم من بردشمنانم نگریسته است. bible_en_fa Why boastest thou thyself in mischief, O mighty man? the goodness of God endureth continually. چونکه از جمیع تنگیها مرا خلاصی داده‌ای، و چشم من بردشمنانم نگریسته است. bible_en_fa Thy tongue deviseth mischiefs; like a sharp rasor, working deceitfully. ای خدا به دعای من گوش بگیر! و خودرا از تضرع من پنهان مکن! bible_en_fa Thou lovest evil more than good; and lying rather than to speak righteousness. Selah. به من گوش فراگیر و مرا مستجاب فرما! زیرا که در تفکر خودمتحیرم و ناله می‌کنم. bible_en_fa Thou lovest all devouring words, O thou deceitful tongue. از آواز دشمن و به‌سبب ظلم شریر، زیرا که ظلم بر من می‌اندازند وبا خشم بر من جفا می‌کنند. bible_en_fa God shall likewise destroy thee for ever, he shall take thee away, and pluck thee out of thy dwelling place, and root thee out of the land of the living. Selah. دل من در اندرونم پیچ و تاب می کند، و ترسهای موت بر من افتاده است. bible_en_fa The righteous also shall see, and fear, and shall laugh at him: ترس و لرز به من در‌آمده است. وحشتی هولناک مرا در‌گرفته است. bible_en_fa Lo, this is the man that made not God his strength; but trusted in the abundance of his riches, and strengthened himself in his wickedness. و گفتم کاش که مرابالها مثل کبوتر می‌بود تا پرواز کرده، استراحت می‌یافتم. bible_en_fa But I am like a green olive tree in the house of God: I trust in the mercy of God for ever and ever. هرآینه بجای دور می‌پریدم، و درصحرا ماوا می‌گزیدم، سلاه. bible_en_fa I will praise thee for ever, because thou hast done it: and I will wait on thy name; for it is good before thy saints. می‌شتافتم بسوی پناهگاهی، از باد تند و از طوفان شدید. bible_en_fa The fool hath said in his heart, There is no God. Corrupt are they, and have done abominable iniquity: there is none that doeth good. ‌ای خداوند آنها را هلاک کن و زبانهایشان راتفریق نما زیرا که در شهر ظلم و جنگ دیده‌ام. bible_en_fa God looked down from heaven upon the children of men, to see if there were any that did understand, that did seek God. روز و شب بر حصارهایش گردش می‌کنند وشرارت و مشقت در میانش می‌باشد. bible_en_fa Every one of them is gone back: they are altogether become filthy; there is none that doeth good, no, not one. فسادهادر میان وی است و جور و حیله از کوچه هایش دور نمی شود. bible_en_fa Have the workers of iniquity no knowledge? who eat up my people as they eat bread: they have not called upon God. زیرا دشمن نبود که مرا ملامت می‌کرد والا تحمل می‌کردم؛ و خصم من نبود که بر من سربلندی می‌نمود؛ والا خود را از وی پنهان می‌ساختم. bible_en_fa There were they in great fear, where no fear was: for God hath scattered the bones of him that encampeth against thee: thou hast put them to shame, because God hath despised them. بلکه تو بودی‌ای مرد نظیر من! ای یار خالص و دوست صدیق من! bible_en_fa Oh that the salvation of Israel were come out of Zion! When God bringeth back the captivity of his people, Jacob shall rejoice, and Israel shall be glad. که با یکدیگرمشورت شیرین می‌کردیم و به خانه خدا در انبوه می‌خرامیدیم. bible_en_fa Save me, O God, by thy name, and judge me by thy strength. موت بر ایشان ناگهان آید وزنده بگور فرو روند. زیرا شرارت در مسکن های ایشان و در میان ایشان است. bible_en_fa Hear my prayer, O God; give ear to the words of my mouth. و اما من نزد خدا فریاد می‌کنم و خداوندمرا نجات خواهد داد. bible_en_fa For strangers are risen up against me, and oppressors seek after my soul: they have not set God before them. Selah. شامگاهان و صبح وظهر شکایت و ناله می‌کنم و او آواز مرا خواهدشنید. bible_en_fa Behold, God is mine helper: the Lord is with them that uphold my soul. جانم را از جنگی که بر من شده بود، بسلامتی فدیه داده است. زیرا بسیاری با من مقاومت می‌کردند. bible_en_fa He shall reward evil unto mine enemies: cut them off in thy truth. خدا خواهد شنید و ایشان را جواب خواهد داد، او که از ازل نشسته است، سلاه. زیراکه در ایشان تبدیلها نیست و از خدانمی ترسند. bible_en_fa I will freely sacrifice unto thee: I will praise thy name, O LORD; for it is good. دست خود را بر صلح اندیشان خویش دراز کرده، و عهد خویش را شکسته است. bible_en_fa For he hath delivered me out of all trouble: and mine eye hath seen his desire upon mine enemies. سخنان چرب زبانش نرم، لیکن دلش جنگ است. سخنانش چرب تر از روغن لیکن شمشیرهای برهنه است. bible_en_fa Give ear to my prayer, O God; and hide not thyself from my supplication. نصیب خود را به خداوند بسپار و تو را رزق خواهد داد. او تا به ابدنخواهد گذاشت که مرد عادل جنبش خورد.وتو‌ای خدا ایشان را به چاه هلاکت فرو خواهی آورد. مردمان خون ریز و حیله ساز، روزهای خودرا نیمه نخواهند کرد، لیکن من بر تو توکل خواهم داشت. bible_en_fa Attend unto me, and hear me: I mourn in my complaint, and make a noise; وتو‌ای خدا ایشان را به چاه هلاکت فرو خواهی آورد. مردمان خون ریز و حیله ساز، روزهای خودرا نیمه نخواهند کرد، لیکن من بر تو توکل خواهم داشت. bible_en_fa Because of the voice of the enemy, because of the oppression of the wicked: for they cast iniquity upon me, and in wrath they hate me. ای خدا بر من رحم فرما، زیرا که انسان مرا به شدت تعاقب می‌کند. تمامی روزجنگ کرده، مرا اذیت می‌نماید. bible_en_fa My heart is sore pained within me: and the terrors of death are fallen upon me. خصمانم تمامی روز مرا به شدت تعاقب می‌کنند. زیرا که بسیاری با تکبر با من می‌جنگند. bible_en_fa Fearfulness and trembling are come upon me, and horror hath overwhelmed me. هنگامی که ترسان شوم، من بر تو توکل خواهم داشت. bible_en_fa And I said, Oh that I had wings like a dove! for then would I fly away, and be at rest. در خدا کلام او را خواهم ستود. بر خداتوکل کرده، نخواهم ترسید. انسان به من چه می‌تواند کرد؟ bible_en_fa Lo, then would I wander far off, and remain in the wilderness. Selah. هر روزه سخنان مرا منحرف می‌سازند. همه فکرهای ایشان درباره من برشرارت است. bible_en_fa I would hasten my escape from the windy storm and tempest. ایشان جمع شده، کمین می‌سازند. بر قدمهای من چشم دارند زیرا قصدجان من دارند. bible_en_fa Destroy, O Lord, and divide their tongues: for I have seen violence and strife in the city. آیا ایشان به‌سبب شرارت خودنجات خواهند یافت؟ ای خدا امت‌ها را درغضب خویش بینداز. bible_en_fa Day and night they go about it upon the walls thereof: mischief also and sorrow are in the midst of it. تو آوارگیهای مرا تقریر کرده‌ای. اشکهایم را در مشک خود بگذار. آیا این در دفتر تو نیست؟ bible_en_fa Wickedness is in the midst thereof: deceit and guile depart not from her streets. آنگاه در روزی که تو رابخوانم دشمنانم روخواهند گردانید. این رامی دانم زیرا خدا با من است. bible_en_fa For it was not an enemy that reproached me; then I could have borne it: neither was it he that hated me that did magnify himself against me; then I would have hid myself from him: در خدا کلام او را خواهم ستود. درخداوند کلام او را خواهم ستود. bible_en_fa But it was thou, a man mine equal, my guide, and mine acquaintance. بر خدا توکل دارم پس نخواهم ترسید. آدمیان به من چه می‌توانند کرد؟ bible_en_fa We took sweet counsel together, and walked unto the house of God in company. ‌ای خدا نذرهای تو بر من است. قربانی های حمد را نزد تو خواهم گذرانید.زیرا که جانم را از موت رهانیده‌ای. آیا پایهایم را نیز از لغزیدن نگاه نخواهی داشت تا در نورزندگان به حضور خدا سالک باشم؟ bible_en_fa Let death seize upon them, and let them go down quick into hell: for wickedness is in their dwellings, and among them. زیرا که جانم را از موت رهانیده‌ای. آیا پایهایم را نیز از لغزیدن نگاه نخواهی داشت تا در نورزندگان به حضور خدا سالک باشم؟ bible_en_fa As for me, I will call upon God; and the LORD shall save me. ای خدا بر من رحم فرما، بر من رحم فرما! زیرا جانم در تو پناه می‌برد، و درسایه بالهای تو پناه می‌برم تا این بلایا بگذرد. bible_en_fa Evening, and morning, and at noon, will I pray, and cry aloud: and he shall hear my voice. نزدخدای تعالی آواز خواهم داد، نزد خدایی که همه‌چیز را برایم تمام می‌کند. bible_en_fa He hath delivered my soul in peace from the battle that was against me: for there were many with me. از آسمان فرستاده، مرا خواهد رهانید. زیرا تعاقب کننده سخت من ملامت می‌کند، سلاه. خدا رحمت و راستی خودرا خواهد فرستاد. bible_en_fa God shall hear, and afflict them, even he that abideth of old. Selah. Because they have no changes, therefore they fear not God. جان من در میان شیران است. در میان آتش افروزان می‌خوابم یعنی آدمیانی که دندانهایشان نیزه‌ها و تیرهاست. و زبان ایشان شمشیر برنده است. bible_en_fa He hath put forth his hands against such as be at peace with him: he hath broken his covenant. ‌ای خدا بر آسمانها متعال شو و جلال تو بر تمامی جهان. bible_en_fa The words of his mouth were smoother than butter, but war was in his heart: his words were softer than oil, yet were they drawn swords. دامی برای پایهایم مهیا ساختند و جانم خم گردید. چاهی پیش رویم کندند، و خود در میانش افتادند، سلاه. bible_en_fa Cast thy burden upon the LORD, and he shall sustain thee: he shall never suffer the righteous to be moved. دل من مستحکم است خدایا دل من مستحکم است. سرود خواهم خواند و ترنم خواهم نمود. bible_en_fa But thou, O God, shalt bring them down into the pit of destruction: bloody and deceitful men shall not live out half their days; but I will trust in thee. ‌ای جلال من بیدار شو! ای بربط وعود بیدار شو! صبحگاهان من بیدار خواهم شد. bible_en_fa Be merciful unto me, O God: for man would swallow me up; he fighting daily oppresseth me. ‌ای خداوند تو را در میان امت‌ها حمد خواهم گفت. تو را در میان قوم‌ها تسبیح خواهم خواند. bible_en_fa Mine enemies would daily swallow me up: for they be many that fight against me, O thou most High. زیرا رحمت تو تا آسمانها عظیم است وراستی تو تا افلاک.خدایا بر آسمانها متعال شو. و جلال تو بر تمامی جهان. bible_en_fa What time I am afraid, I will trust in thee. خدایا بر آسمانها متعال شو. و جلال تو بر تمامی جهان. bible_en_fa In God I will praise his word, in God I have put my trust; I will not fear what flesh can do unto me. آیا فی الحقیقت به عدالتی که گنگ است سخن می‌گویید؟ و‌ای بنی آدم آیابه راستی داوری می‌نمایید؟ bible_en_fa Every day they wrest my words: all their thoughts are against me for evil. بلکه در دل خودشرارتها به عمل می‌آورید و ظلم دستهای خود رادر زمین از میزان درمی کنید. bible_en_fa They gather themselves together, they hide themselves, they mark my steps, when they wait for my soul. شریران از رحم منحرف هستند. از شکم مادر دروغ گفته، گمراه می‌شوند. bible_en_fa Shall they escape by iniquity? in thine anger cast down the people, O God. ایشان را زهری است مثل زهر مار. مثل افعی کر که گوش خود را می‌بندد. bible_en_fa Thou tellest my wanderings: put thou my tears into thy bottle: are they not in thy book? که آوازافسونگران را نمی شنود، هر‌چند به مهارت افسون می‌کند. bible_en_fa When I cry unto thee, then shall mine enemies turn back: this I know; for God is for me. ‌ای خدا دندانهایشان را دردهانشان بشکن. ای خداوند دندانهای شیران راخرد بشکن. bible_en_fa In God will I praise his word: in the LORD will I praise his word. گداخته شده، مثل آب بگذرند. چون او تیرهای خود را می‌اندازد، در ساعت منقطع خواهند شد. bible_en_fa In God have I put my trust: I will not be afraid what man can do unto me. مثل حلزون که گداخته شده، می‌گذرد. مثل سقط زن، آفتاب را نخواهنددید. bible_en_fa Thy vows are upon me, O God: I will render praises unto thee. قبل از آنکه دیگهای شما آتش خارها رااحساس کند. آنها را چه تر و چه خشک خواهدرفت. bible_en_fa For thou hast delivered my soul from death: wilt not thou deliver my feet from falling, that I may walk before God in the light of the living? مرد عادل چون انتقام را دید شادی خواهد نمود. پایهای خود را به خون شریرخواهد شست.و مردم خواهند گفت: «هرآینه ثمره‌ای برای عادلان هست. هر آینه خدایی هست که در جهان داوری می‌کند.» bible_en_fa Be merciful unto me, O God, be merciful unto me: for my soul trusteth in thee: yea, in the shadow of thy wings will I make my refuge, until these calamities be overpast. و مردم خواهند گفت: «هرآینه ثمره‌ای برای عادلان هست. هر آینه خدایی هست که در جهان داوری می‌کند.» bible_en_fa I will cry unto God most high; unto God that performeth all things for me. تا او را بکشند ای خدایم مرا از دشمنانم برهان! مرا ازمقاومت کنندگانم برافراز! bible_en_fa He shall send from heaven, and save from the reproach of him that would swallow me up. Selah. God shall send forth his mercy and his truth. مرا ازگناهکاران خلاصی ده! و از مردمان خون ریزرهایی بخش! bible_en_fa My soul is among lions: and I lie even among them that are set on fire, even the sons of men, whose teeth are spears and arrows, and their tongue a sharp sword. زیرا اینک برای جانم کمین می‌سازند و زورآوران به ضد من جمع شده‌اند، بدون تقصیر من‌ای خداوند و بدون گناه من. bible_en_fa Be thou exalted, O God, above the heavens; let thy glory be above all the earth. بی قصور من می‌شتابند و خود را آماده می‌کنند. پس برای ملاقات من بیدار شو و ببین. bible_en_fa They have prepared a net for my steps; my soul is bowed down: they have digged a pit before me, into the midst whereof they are fallen themselves. Selah. اما تو‌ای یهوه، خدای صبایوت، خدای اسرائیل! بیدارشده، همه امت‌ها را مکافات برسان و بر غداران بدکار شفقت مفرما، سلاه. bible_en_fa My heart is fixed, O God, my heart is fixed: I will sing and give praise. شامگاهان برمی گردند و مثل سگ بانگ می‌کنند و در شهردور می‌زنند. bible_en_fa Awake up, my glory; awake, psaltery and harp: I myself will awake early. از دهان خود بدی را فرومی ریزند. در لبهای ایشان شمشیرهاست. زیرا می‌گویند: «کیست که بشنود؟» bible_en_fa I will praise thee, O Lord, among the people: I will sing unto thee among the nations. و اما تو‌ای خداوند، بر ایشان خواهی خندید و تمامی امت‌ها را استهزا خواهی نمود. bible_en_fa For thy mercy is great unto the heavens, and thy truth unto the clouds. ‌ای قوت من بسوی تو انتظار خواهم کشید زیراخدا قلعه بلند من است. bible_en_fa Be thou exalted, O God, above the heavens: let thy glory be above all the earth. خدای رحمت من پیش روی من خواهد رفت. خدا مرا بردشمنانم نگران خواهد ساخت. bible_en_fa Do ye indeed speak righteousness, O congregation? do ye judge uprightly, O ye sons of men? ایشان را به قتل مرسان. bible_en_fa Yea, in heart ye work wickedness; ye weigh the violence of your hands in the earth. به‌سبب گناه زبان و سخنان لبهای خود، در تکبر خویش گرفتار شوند. و به عوض لعنت و دروغی که می‌گویند، bible_en_fa The wicked are estranged from the womb: they go astray as soon as they be born, speaking lies. ایشان را فانی کن در غضب فانی کن تا نیست گردند و بدانند که خدادر یعقوب تا اقصای زمین سلطنت می‌کند. سلاه. bible_en_fa Their poison is like the poison of a serpent: they are like the deaf adder that stoppeth her ear; و شامگاهان برگردیده، مثل سگ بانگ زنند ودر شهر گردش کنند. bible_en_fa Which will not hearken to the voice of charmers, charming never so wisely. و برای خوراک پراکنده شوند و سیر نشده، شب را بسر برند. bible_en_fa Break their teeth, O God, in their mouth: break out the great teeth of the young lions, O LORD. و اما من قوت تو را خواهم سرایید و بامدادان از رحمت تو ترنم خواهم نمود. زیرا قلعه بلند من هستی ودر روز تنگی ملجای منی.‌ای قوت من برای تو سرود می‌خوانم، زیرا خدا قلعه بلند من است وخدای رحمت من. bible_en_fa Let them melt away as waters which run continually: when he bendeth his bow to shoot his arrows, let them be as cut in pieces. ‌ای قوت من برای تو سرود می‌خوانم، زیرا خدا قلعه بلند من است وخدای رحمت من. bible_en_fa As a snail which melteth, let every one of them pass away: like the untimely birth of a woman, that they may not see the sun. ای خدا ما را دور انداخته، پراکنده ساخته‌ای! خشمناک بودی، بسوی مارجوع فرما! bible_en_fa Before your pots can feel the thorns, he shall take them away as with a whirlwind, both living, and in his wrath. زمین را متزلزل ساخته، آن راشکافته‌ای! شکستگیهایش را شفا ده زیرا به جنبش آمده است. bible_en_fa The righteous shall rejoice when he seeth the vengeance: he shall wash his feet in the blood of the wicked. چیزهای مشکل را به قوم خود نشان داده‌ای. باده سرگردانی به مانوشانیده‌ای. bible_en_fa So that a man shall say, Verily there is a reward for the righteous: verily he is a God that judgeth in the earth. علمی به ترسندگان خود داده‌ای تاآن را برای راستی برافرازند، سلاه. bible_en_fa Deliver me from mine enemies, O my God: defend me from them that rise up against me. تا حبیبان تونجات یابند. به‌دست راست خود نجات ده و مرا مستجاب فرما. bible_en_fa Deliver me from the workers of iniquity, and save me from bloody men. خدا در قدوسیت خود سخن گفته است. پس وجد خواهم نمود. شکیم را تقسیم می‌کنم ووادی سکوت را خواهم پیمود. bible_en_fa For, lo, they lie in wait for my soul: the mighty are gathered against me; not for my transgression, nor for my sin, O LORD. جلعاد از آن من است، منسی از آن من. افرایم خود سر من است ویهودا عصای سلطنت من. bible_en_fa They run and prepare themselves without my fault: awake to help me, and behold. موآب ظرف طهارت من است و بر ادوم کفش خود را خواهم‌انداخت. ای فلسطین برای من بانگ برآور! bible_en_fa Thou therefore, O LORD God of hosts, the God of Israel, awake to visit all the heathen: be not merciful to any wicked transgressors. Selah. کیست که مرابه شهر حصین درآورد؟ و کیست که مرا به ادوم رهبری کند؟ bible_en_fa They return at evening: they make a noise like a dog, and go round about the city. مگر نه تو‌ای خدا که ما را دورانداخته‌ای و با لشکرهای ما‌ای خدا بیرون نمی آیی؟ bible_en_fa Behold, they belch out with their mouth: swords are in their lips: for who, say they, doth hear? مرا از دشمن اعانت فرما زیرامعاونت انسان باطل است.با خدا ظفر خواهیم یافت. زیرا اوست که دشمنان ما را پایمال خواهدکرد. bible_en_fa But thou, O LORD, shalt laugh at them; thou shalt have all the heathen in derision. با خدا ظفر خواهیم یافت. زیرا اوست که دشمنان ما را پایمال خواهدکرد. bible_en_fa Because of his strength will I wait upon thee: for God is my defence. ای خدا فریاد مرا بشنو! و دعای مرااجابت فرما! bible_en_fa The God of my mercy shall prevent me: God shall let me see my desire upon mine enemies. از اقصای جهان تو راخواهم خواند، هنگامی که دلم بیهوش می‌شود، مرا به صخره‌ای که از من بلندتر است هدایت نما. bible_en_fa Slay them not, lest my people forget: scatter them by thy power; and bring them down, O Lord our shield. زیرا که تو ملجای من بوده‌ای و برج قوی ازروی دشمن. bible_en_fa For the sin of their mouth and the words of their lips let them even be taken in their pride: and for cursing and lying which they speak. در خیمه تو ساکن خواهم بود تاابدالاباد. زیر سایه بالهای تو پناه خواهم برد، سلاه. bible_en_fa Consume them in wrath, consume them, that they may not be: and let them know that God ruleth in Jacob unto the ends of the earth. Selah. زیرا تو‌ای خدا نذرهای مرا شنیده‌ای ومیراث ترسندگان نام خود را به من عطا کرده‌ای. bible_en_fa And at evening let them return; and let them make a noise like a dog, and go round about the city. بر عمر پادشاه روزها خواهی افزود و سالهای اوتا نسل‌ها باقی خواهد ماند. bible_en_fa Let them wander up and down for meat, and grudge if they be not satisfied. به حضور خداخواهد نشست تا ابدالاباد. رحمت و راستی را مهیا کن تا او را محافظت کنند.پس نام تو را تا به ابد خواهم سرایید تا هر روز نذرهای خود را وفاکنم. bible_en_fa But I will sing of thy power; yea, I will sing aloud of thy mercy in the morning: for thou hast been my defence and refuge in the day of my trouble. پس نام تو را تا به ابد خواهم سرایید تا هر روز نذرهای خود را وفاکنم. bible_en_fa Unto thee, O my strength, will I sing: for God is my defence, and the God of my mercy. جان من فقط برای خدا خاموش می شود زیرا که نجات من از جانب اوست. bible_en_fa O God, thou hast cast us off, thou hast scattered us, thou hast been displeased; O turn thyself to us again. او تنها صخره و نجات من است و قلعه بلند من. پس بسیار جنبش نخواهم خورد. bible_en_fa Thou hast made the earth to tremble; thou hast broken it: heal the breaches thereof; for it shaketh. تا به کی بر مردی هجوم می‌آورید تا همگی شما او راهلاک کنید مثل دیوار خمشده و حصار جنبش خورده؟ bible_en_fa Thou hast shewed thy people hard things: thou hast made us to drink the wine of astonishment. در این فقط مشورت می‌کنند که او را ازمرتبه‌اش بیندازند. و دروغ را دوست می‌دارند. به زبان خود برکت می‌دهند و در دل خود لعنت می‌کنند، سلاه. bible_en_fa Thou hast given a banner to them that fear thee, that it may be displayed because of the truth. Selah. ‌ای جان من فقط برای خدا خاموش شو زیراکه امید من از وی است. bible_en_fa That thy beloved may be delivered; save with thy right hand, and hear me. او تنها صخره و نجات من است و قلعه بلند من تا جنبش نخورم. bible_en_fa God hath spoken in his holiness; I will rejoice, I will divide Shechem, and mete out the valley of Succoth. برخداست نجات و جلال من. صخره قوت من وپناه من در خداست. bible_en_fa Gilead is mine, and Manasseh is mine; Ephraim also is the strength of mine head; Judah is my lawgiver; ‌ای قوم همه وقت بر اوتوکل کنید و دلهای خود را به حضور وی بریزید. زیرا خدا ملجای ماست، سلاه. bible_en_fa Moab is my washpot; over Edom will I cast out my shoe: Philistia, triumph thou because of me. البته بنی آدم بطالت‌اند و بنی بشر دروغ. در ترازو بالا می‌روندزیرا جمیع از بطالت سبکترند. bible_en_fa Who will bring me into the strong city? who will lead me into Edom? بر ظلم توکل مکنید و بر غارت مغرور مشوید. چون دولت افزوده شود دل در آن مبندید. bible_en_fa Wilt not thou, O God, which hadst cast us off? and thou, O God, which didst not go out with our armies? خدا یک بارگفته است و دو بار این را شنیده‌ام که قوت از آن خداست.‌ای خداوند رحمت نیز از آن تواست، زیرا به هر کس موافق عملش جزا خواهی داد. bible_en_fa Give us help from trouble: for vain is the help of man. ‌ای خداوند رحمت نیز از آن تواست، زیرا به هر کس موافق عملش جزا خواهی داد. bible_en_fa Through God we shall do valiantly: for he it is that shall tread down our enemies. ای خدا، تو خدای من هستی. در سحرتو را خواهم طلبید. جان من تشنه تواست و جسدم مشتاق تو در زمین خشک تشنه بی‌آب. bible_en_fa Hear my cry, O God; attend unto my prayer. چنانکه در قدس بر تو نظر کردم تا قوت و جلال تو را مشاهده کنم. bible_en_fa From the end of the earth will I cry unto thee, when my heart is overwhelmed: lead me to the rock that is higher than I. چونکه رحمت تو ازحیات نیکوتر است. پس لبهای من ترا تسبیح خواهد خواند. bible_en_fa For thou hast been a shelter for me, and a strong tower from the enemy. از این‌رو تا زنده هستم تو رامتبارک خواهم خواند. و دستهای خود را به نام توخواهم برافراشت. bible_en_fa I will abide in thy tabernacle for ever: I will trust in the covert of thy wings. Selah. جان من سیر خواهد شدچنانکه از مغز و پیه. و زبان من به لبهای شادمانی تو را حمد خواهد گفت، bible_en_fa For thou, O God, hast heard my vows: thou hast given me the heritage of those that fear thy name. چون تو را بر بسترخود یاد می‌آورم و در پاسهای شب در تو تفکرمی کنم. bible_en_fa Thou wilt prolong the king's life: and his years as many generations. زیرا تو مددکار من بوده‌ای و زیر سایه بالهای تو شادی خواهم کرد. bible_en_fa He shall abide before God for ever: O prepare mercy and truth, which may preserve him. جان من به توچسبیده است و دست راست تو مرا تایید کرده است. bible_en_fa So will I sing praise unto thy name for ever, that I may daily perform my vows. و اما آنانی که قصد جان من دارند هلاک خواهند شد و در اسفل زمین فرو خواهند رفت. bible_en_fa Truly my soul waiteth upon God: from him cometh my salvation. ایشان به دم شمشیر سپرده می‌شوند و نصیب شغالها خواهند شد.اما پادشاه در خدا شادی خواهد کرد و هر‌که بدو قسم خورد فخر خواهدنمود. زیرا دهان دروغ‌گویان بسته خواهد گردید. bible_en_fa He only is my rock and my salvation; he is my defence; I shall not be greatly moved. اما پادشاه در خدا شادی خواهد کرد و هر‌که بدو قسم خورد فخر خواهدنمود. زیرا دهان دروغ‌گویان بسته خواهد گردید. bible_en_fa How long will ye imagine mischief against a man? ye shall be slain all of you: as a bowing wall shall ye be, and as a tottering fence. ای خدا وقتی که تضرع می‌نمایم، آوازمرا بشنو و حیاتم را از خوف دشمن نگاه دار! bible_en_fa They only consult to cast him down from his excellency: they delight in lies: they bless with their mouth, but they curse inwardly. Selah. مرا از مشاورت شریران پنهان کن و ازهنگامه گناهکاران. bible_en_fa My soul, wait thou only upon God; for my expectation is from him. که زبان خود را مثل شمشیرتیز کرده‌اند و تیرهای خود یعنی سخنان تلخ را برزه آراسته‌اند. bible_en_fa He only is my rock and my salvation: he is my defence; I shall not be moved. تا در کمینهای خود بر مرد کامل بیندازند. ناگهان بر او می‌اندازند و نمی ترسند. bible_en_fa In God is my salvation and my glory: the rock of my strength, and my refuge, is in God. خویشتن را برای کار زشت تقویت می‌دهند. درباره پنهان کردن دامها گفتگو می‌کنند. می‌گویند: «کیست که ما را ببیند؟» bible_en_fa Trust in him at all times; ye people, pour out your heart before him: God is a refuge for us. Selah. کارهای بد راتدبیر می‌کنند و می‌گویند: «تدبیر نیکو کرده‌ایم.» و اندرون و قلب هر یک از ایشان عمیق است. bible_en_fa Surely men of low degree are vanity, and men of high degree are a lie: to be laid in the balance, they are altogether lighter than vanity. اما خدا تیرها بر ایشان خواهد انداخت. وناگهان جراحت های ایشان خواهد شد. bible_en_fa Trust not in oppression, and become not vain in robbery: if riches increase, set not your heart upon them. وزبانهای خود را برخود فرود خواهند‌آورد و هرکه ایشان را بیند فرار خواهد کرد. bible_en_fa God hath spoken once; twice have I heard this; that power belongeth unto God. و جمیع آدمیان خواهند ترسید و کار خدا را اعلام خواهند کرد و عمل او را درک خواهند نمود.ومرد صالح در خداوند شادی می‌کند و بر اوتوکل می‌دارد و جمیع راست دلان، فخر خواهندنمود. bible_en_fa Also unto thee, O Lord, belongeth mercy: for thou renderest to every man according to his work. ومرد صالح در خداوند شادی می‌کند و بر اوتوکل می‌دارد و جمیع راست دلان، فخر خواهندنمود. bible_en_fa O God, thou art my God; early will I seek thee: my soul thirsteth for thee, my flesh longeth for thee in a dry and thirsty land, where no water is; ای خدا، تسبیح در صهیون منتظرتوست. و نذرها برای تو وفا خواهدشد. bible_en_fa To see thy power and thy glory, so as I have seen thee in the sanctuary. ‌ای که دعا می‌شنوی! نزد تو تمامی بشرخواهند آمد. bible_en_fa Because thy lovingkindness is better than life, my lips shall praise thee. گناهان بر من غالب آمده است. توتقصیرهای مرا کفاره خواهی کرد. bible_en_fa Thus will I bless thee while I live: I will lift up my hands in thy name. خوشابحال کسی‌که او را برگزیده، و مقرب خود ساخته‌ای تابه درگاههای تو ساکن شود. از نیکویی خانه توسیر خواهیم شد و از قدوسیت هیکل تو. bible_en_fa My soul shall be satisfied as with marrow and fatness; and my mouth shall praise thee with joyful lips: به چیزهای ترسناک در عدل، ما را جواب خواهی داد، ای خدایی که نجات ما هستی. ای که پناه تمامی اقصای جهان و ساکنان بعیده دریاهستی. bible_en_fa When I remember thee upon my bed, and meditate on thee in the night watches. و کوهها را به قوت خود مستحکم ساخته‌ای، و کمر خود را به قدرت بسته‌ای. bible_en_fa Because thou hast been my help, therefore in the shadow of thy wings will I rejoice. وتلاطم دریا را ساکن می‌گردانی، تلاطم امواج آن وشورش امت‌ها را. bible_en_fa My soul followeth hard after thee: thy right hand upholdeth me. ساکنان اقصای جهان ازآیات تو ترسانند. مطلع های صبح و شام راشادمان می‌سازی. bible_en_fa But those that seek my soul, to destroy it, shall go into the lower parts of the earth. از زمین تفقد نموده، آن راسیراب می‌کنی و آن را بسیار توانگر می‌گردانی. نهر خدا از آب پر است. غله ایشان را آماده می‌کنی زیرا که بدین طور تهیه کرده‌ای. bible_en_fa They shall fall by the sword: they shall be a portion for foxes. پشته هایش را سیراب می‌کنی و مرزهایش راپست می‌سازی. به بارشها آن را شاداب می‌نمایی. نباتاتش را برکت می‌دهی. bible_en_fa But the king shall rejoice in God; every one that sweareth by him shall glory: but the mouth of them that speak lies shall be stopped. به احسان خویش سال را تاجدار می‌سازی و راههای توچربی را می‌چکاند. bible_en_fa Hear my voice, O God, in my prayer: preserve my life from fear of the enemy. مرتع های صحرا نیزمی چکاند. و کمر تلها به شادمانی بسته شده است.چمنها به گوسفندان آراسته شده است و دره هابه غله پیراسته؛ از شادی بانگ می‌زنند و نیزمی سرایند. bible_en_fa Hide me from the secret counsel of the wicked; from the insurrection of the workers of iniquity: چمنها به گوسفندان آراسته شده است و دره هابه غله پیراسته؛ از شادی بانگ می‌زنند و نیزمی سرایند. bible_en_fa Who whet their tongue like a sword, and bend their bows to shoot their arrows, even bitter words: ای تمامی زمین، برای خدا بانگ شادمانی بزنید! bible_en_fa That they may shoot in secret at the perfect: suddenly do they shoot at him, and fear not. جلال نام او رابسرایید! و در تسبیح او جلال او را توصیف نمایید! bible_en_fa They encourage themselves in an evil matter: they commune of laying snares privily; they say, Who shall see them? خدا را گویید: «چه مهیب است کارهای تو! از شدت قوت تو دشمنانت نزد تو تذلل خواهند کرد! bible_en_fa They search out iniquities; they accomplish a diligent search: both the inward thought of every one of them, and the heart, is deep. تمامی زمین تو را پرستش خواهند کرد و تو را خواهند سرایید و به نام توترنم خواهند نمود.» سلاه. bible_en_fa But God shall shoot at them with an arrow; suddenly shall they be wounded. بیایید کارهای خدا را مشاهده کنید. او درکارهای خود به بنی آدم مهیب است. bible_en_fa So they shall make their own tongue to fall upon themselves: all that see them shall flee away. دریا را به خشکی مبدل ساخت و مردم از نهر با پا عبورکردند. در آنجا بدو شادی نمودیم. bible_en_fa And all men shall fear, and shall declare the work of God; for they shall wisely consider of his doing. در توانایی خود تا به ابد سلطنت می‌کند و چشمانش مراقب امت‌ها است. فتنه انگیزان خویشتن را برنیفرازند، سلاه. bible_en_fa The righteous shall be glad in the LORD, and shall trust in him; and all the upright in heart shall glory. ‌ای قوم‌ها، خدای ما را متبارک خوانید وآواز تسبیح او را بشنوانید. bible_en_fa Praise waiteth for thee, O God, in Sion: and unto thee shall the vow be performed. که جانهای ما را درحیات قرار می‌دهد و نمی گذارد که پایهای مالغزش خورد. bible_en_fa O thou that hearest prayer, unto thee shall all flesh come. زیرا‌ای خدا تو ما را امتحان کرده‌ای و ما را غال گذاشته‌ای چنانکه نقره راغال می‌گذارند. bible_en_fa Iniquities prevail against me: as for our transgressions, thou shalt purge them away. ما را به دام درآوردی و باری گران بر پشتهای ما نهادی. bible_en_fa Blessed is the man whom thou choosest, and causest to approach unto thee, that he may dwell in thy courts: we shall be satisfied with the goodness of thy house, even of thy holy temple. مردمان را بر سرما سوار گردانیدی و به آتش و آب در‌آمدیم. پس ما را به‌جای خرم بیرون آوردی. bible_en_fa By terrible things in righteousness wilt thou answer us, O God of our salvation; who art the confidence of all the ends of the earth, and of them that are afar off upon the sea: قربانی های سوختنی به خانه تو خواهم آورد. نذرهای خود را به تو وفا خواهم نمود، bible_en_fa Which by his strength setteth fast the mountains; being girded with power: که لبهای خود را بر آنها گشودم و در زمان تنگی خودآنها را به زبان خود آوردم. bible_en_fa Which stilleth the noise of the seas, the noise of their waves, and the tumult of the people. قربانی های سوختنی پرواری را نزد تو خواهم گذرانید. گوساله‌ها و بزها را با بخور قوچها ذبح خواهم کرد، سلاه. bible_en_fa They also that dwell in the uttermost parts are afraid at thy tokens: thou makest the outgoings of the morning and evening to rejoice. ‌ای همه خداترسان بیایید و بشنوید تا ازآنچه او برای جان من کرده است خبر دهم. bible_en_fa Thou visitest the earth, and waterest it: thou greatly enrichest it with the river of God, which is full of water: thou preparest them corn, when thou hast so provided for it. به دهانم نزد او آواز خود را بلند کردم و تسبیح بلند بر زبان من بود. bible_en_fa Thou waterest the ridges thereof abundantly: thou settlest the furrows thereof: thou makest it soft with showers: thou blessest the springing thereof. اگر بدی را در دل خودمنظور می‌داشتم، خداوند مرا نمی شنید. bible_en_fa Thou crownest the year with thy goodness; and thy paths drop fatness. لیکن خدا مرا شنیده است و به آواز دعای من توجه فرموده.متبارک باد خدا که دعای مرا ازخود، و رحمت خویش را از من برنگردانیده است. bible_en_fa They drop upon the pastures of the wilderness: and the little hills rejoice on every side. متبارک باد خدا که دعای مرا ازخود، و رحمت خویش را از من برنگردانیده است. bible_en_fa The pastures are clothed with flocks; the valleys also are covered over with corn; they shout for joy, they also sing. خدا بر ما رحم کند و ما را مبارک سازدو نور روی خود را بر ما متجلی فرماید! سلاه. bible_en_fa Make a joyful noise unto God, all ye lands: تا راه تو در جهان معروف گردد و نجات تو به جمیع امت‌ها. bible_en_fa Sing forth the honour of his name: make his praise glorious. ‌ای خدا قوم‌ها تو را حمدگویند. جمیع قوم‌ها تو را حمد گویند. bible_en_fa Say unto God, How terrible art thou in thy works! through the greatness of thy power shall thine enemies submit themselves unto thee. امت‌ها شادی و ترنم خواهند نمود زیراقوم‌ها را به انصاف حکم خواهی نمود و امت های جهان را هدایت خواهی کرد، سلاه. bible_en_fa All the earth shall worship thee, and shall sing unto thee; they shall sing to thy name. Selah. ‌ای خداقوم‌ها تو را حمد گویند. جمیع قوم‌ها تو را حمدگویند. bible_en_fa Come and see the works of God: he is terrible in his doing toward the children of men. آنگاه زمین محصول خود را خواهد دادو خدا خدای ما، ما را مبارک خواهد فرمود.خداما را مبارک خواهد فرمود. و تمامی اقصای جهان از او خواهند ترسید. bible_en_fa He turned the sea into dry land: they went through the flood on foot: there did we rejoice in him. خداما را مبارک خواهد فرمود. و تمامی اقصای جهان از او خواهند ترسید. bible_en_fa He ruleth by his power for ever; his eyes behold the nations: let not the rebellious exalt themselves. Selah. خدا برخیزد و دشمنانش پراکنده شوند! و آنانی که از او نفرت دارند ازحضورش بگریزند! bible_en_fa O bless our God, ye people, and make the voice of his praise to be heard: چنانکه دود پراکنده می‌شود، ایشان را پراکنده ساز، و چنانکه موم پیش آتش گداخته می‌شود، همچنان شریران به حضور خدا هلاک گردند. bible_en_fa Which holdeth our soul in life, and suffereth not our feet to be moved. اما صالحان شادی کنند و در حضور خدا به وجد آیند و به شادمانی خرسند شوند. bible_en_fa For thou, O God, hast proved us: thou hast tried us, as silver is tried. برای خدا سرود بخوانید و به نام او ترنم نمایید و راهی درست کنید برای او که در صحراها سوار است. نام او یهوه است! به حضورش به وجد آیید! bible_en_fa Thou broughtest us into the net; thou laidst affliction upon our loins. پدر یتیمان و داور بیوه‌زنان، خداست در مسکن قدس خود! bible_en_fa Thou hast caused men to ride over our heads; we went through fire and through water: but thou broughtest us out into a wealthy place. خدا بی‌کسان را ساکن خانه می‌گرداند واسیران را به رستگاری بیرون می‌آورد، لیکن فتنه انگیزان در زمین تفتیده ساکن خواهند شد. bible_en_fa I will go into thy house with burnt offerings: I will pay thee my vows, ‌ای خدا هنگامی که پیش روی قوم خود بیرون رفتی، هنگامی که در صحرا خرامیدی، سلاه. bible_en_fa Which my lips have uttered, and my mouth hath spoken, when I was in trouble. زمین متزلزل شد و آسمان به حضور خدا بارید. این سینا نیز از حضور خدا، خدای اسرائیل. bible_en_fa I will offer unto thee burnt sacrifices of fatlings, with the incense of rams; I will offer bullocks with goats. Selah. ‌ای خدا باران نعمت‌ها بارانیدی و میراثت را چون خسته بود مستحکم گردانیدی. bible_en_fa Come and hear, all ye that fear God, and I will declare what he hath done for my soul. جماعت تو درآن ساکن شدند. ای خدا، به جود خویش برای مساکین تدارک دیده‌ای. bible_en_fa I cried unto him with my mouth, and he was extolled with my tongue. خداوند سخن را می‌دهد. مبشرات انبوه عظیمی می‌شوند. bible_en_fa If I regard iniquity in my heart, the Lord will not hear me: ملوک لشکرها فرار کرده، منهزم می‌شوند. و زنی که در خانه مانده است، غارت را تقسیم می‌کند. bible_en_fa But verily God hath heard me; he hath attended to the voice of my prayer. اگرچه در آغلهاخوابیده بودید، لیکن مثل بالهای فاخته شده ایدکه به نقره پوشیده است و پرهایش به طلای سرخ. bible_en_fa Blessed be God, which hath not turned away my prayer, nor his mercy from me. چون قادر مطلق پادشاهان را در آن پراکنده ساخت، مثل برف بر صلمون درخشان گردید. bible_en_fa God be merciful unto us, and bless us; and cause his face to shine upon us; Selah. کوه خدا، کوه باشان است، کوهی با قله های افراشته کوه باشان است. bible_en_fa That thy way may be known upon earth, thy saving health among all nations. ‌ای کوههای باقله های افراشته، چرا نگرانید؟ بر این کوهی که خدا برای مسکن خود برگزیده است هر آینه خداوند در آن تا به ابد ساکن خواهد بود. bible_en_fa Let the people praise thee, O God; let all the people praise thee. ارابه های خدا کرورها و هزارهاست. خداونددر میان آنهاست و سینا در قدس است. bible_en_fa O let the nations be glad and sing for joy: for thou shalt judge the people righteously, and govern the nations upon earth. Selah. براعلی علیین صعود کرده، و اسیران را به اسیری برده‌ای. از آدمیان بخششها گرفته‌ای. بلکه ازفتنه انگیزان نیز تا یهوه خدا در ایشان مسکن گیرد. bible_en_fa Let the people praise thee, O God; let all the people praise thee. متبارک باد خداوندی که هر روزه متحمل بارهای ما می‌شود و خدایی که نجات ماست، سلاه. bible_en_fa Then shall the earth yield her increase; and God, even our own God, shall bless us. خدا برای ما، خدای نجات است ومفرهای موت از آن خداوند یهوه است. bible_en_fa God shall bless us; and all the ends of the earth shall fear him. هرآینه خدا سردشمنان خود را خرد خواهد کوبیدو کله مویدار کسی را که در گناه خود سالک باشد. bible_en_fa Let God arise, let his enemies be scattered: let them also that hate him flee before him. خداوند گفت: «از باشان باز خواهم آورد. از ژرفیهای دریا باز خواهم آورد. bible_en_fa As smoke is driven away, so drive them away: as wax melteth before the fire, so let the wicked perish at the presence of God. تا پای خودرا در خون فروبری و زبان سگان تو از دشمنانت بهره خود را بیابد.» bible_en_fa But let the righteous be glad; let them rejoice before God: yea, let them exceedingly rejoice. ‌ای خدا طریق های تو رادیده‌اند یعنی طریق های خدا و پادشاه مرا درقدس. bible_en_fa Sing unto God, sing praises to his name: extol him that rideth upon the heavens by his name JAH, and rejoice before him. در‌پیش رو، مغنیان می‌خرامند و درعقب، سازندگان. و در وسط دوشیزگان دف زن. bible_en_fa A father of the fatherless, and a judge of the widows, is God in his holy habitation. خدا را در جماعت‌ها متبارک خوانید وخداوند را از چشمه اسرائیل. bible_en_fa God setteth the solitary in families: he bringeth out those which are bound with chains: but the rebellious dwell in a dry land. آنجاست بنیامین صغیر، حاکم ایشان و روسای یهودامحفل ایشان. روسای زبولون و روسای نفتالی. bible_en_fa O God, when thou wentest forth before thy people, when thou didst march through the wilderness; Selah: خدایت برای تو قوت را امر فرموده است. ای خدا آنچه را که برای ما کرده‌ای، استوار گردان. bible_en_fa The earth shook, the heavens also dropped at the presence of God: even Sinai itself was moved at the presence of God, the God of Israel. به‌سبب هیکل تو که در اورشلیم است، پادشاهان هدایا نزد تو خواهند‌آورد. bible_en_fa Thou, O God, didst send a plentiful rain, whereby thou didst confirm thine inheritance, when it was weary. و وحش نی زار را توبیخ فرما و رمه گاوان را با گوساله های قوم که با شمشهای نقره نزد تو گردن می‌نهند. وقوم هایی که جنگ را دوست می‌دارند پراکنده ساخته است. bible_en_fa Thy congregation hath dwelt therein: thou, O God, hast prepared of thy goodness for the poor. سروران از مصر خواهند آمد وحبشه دستهای خود را نزد خدا بزودی درازخواهد کرد. bible_en_fa The Lord gave the word: great was the company of those that published it. ‌ای ممالک جهان برای خدا سرود بخوانید. برای خداوند سرود بخوانید، سلاه. bible_en_fa Kings of armies did flee apace: and she that tarried at home divided the spoil. برای او که بر فلک الافلاک قدیمی سوار است. bible_en_fa Though ye have lien among the pots, yet shall ye be as the wings of a dove covered with silver, and her feathers with yellow gold. اینک آواز خود را می‌دهد آوازی که پرقوت است.خدارا به قوت توصیف نمایید. جلال وی بر اسرائیل است و قوت او در افلاک. ‌ای خدا از قدسهای خود مهیب هستی. خدای اسرائیل قوم خود راقوت و عظمت می‌دهد. متبارک باد خدا. bible_en_fa When the Almighty scattered kings in it, it was white as snow in Salmon. خدارا به قوت توصیف نمایید. جلال وی بر اسرائیل است و قوت او در افلاک. ‌ای خدا از قدسهای خود مهیب هستی. خدای اسرائیل قوم خود راقوت و عظمت می‌دهد. متبارک باد خدا. bible_en_fa The hill of God is as the hill of Bashan; an high hill as the hill of Bashan. خدایا مرا نجات ده! زیرا آبها به‌جان من درآمده است. bible_en_fa Why leap ye, ye high hills? this is the hill which God desireth to dwell in; yea, the LORD will dwell in it for ever. در خلاب ژرف فرورفته‌ام، جایی که نتوان ایستاد. به آبهای عمیق درآمده‌ام و سیل مرا می‌پوشاند. bible_en_fa The chariots of God are twenty thousand, even thousands of angels: the Lord is among them, as in Sinai, in the holy place. از فریاد خودخسته شده‌ام و گلوی من سوخته و چشمانم ازانتظار خدا تار گردیده است. bible_en_fa Thou hast ascended on high, thou hast led captivity captive: thou hast received gifts for men; yea, for the rebellious also, that the LORD God might dwell among them. آنانی که بی‌سبب ازمن نفرت دارند، از مویهای سرم زیاده‌اند ودشمنان ناحق من که قصد هلاکت من دارندزورآورند. پس آنچه نگرفته بودم، رد کردم. bible_en_fa Blessed be the Lord, who daily loadeth us with benefits, even the God of our salvation. Selah. ‌ای خدا، تو حماقت مرا می‌دانی و گناهانم از تومخفی نیست. bible_en_fa He that is our God is the God of salvation; and unto God the Lord belong the issues from death. ‌ای خداوند یهوه صبایوت، منتظرین تو به‌سبب من خجل نشوند. ای خدای اسرائیل، طالبان تو به‌سبب من رسوا نگردند. bible_en_fa But God shall wound the head of his enemies, and the hairy scalp of such an one as goeth on still in his trespasses. زیرا به‌خاطر تو متحمل عار گردیده‌ام ورسوایی روی من، مرا پوشیده است. bible_en_fa The Lord said, I will bring again from Bashan, I will bring my people again from the depths of the sea: نزدبرادرانم اجنبی شده‌ام و نزد پسران مادر خودغریب. bible_en_fa That thy foot may be dipped in the blood of thine enemies, and the tongue of thy dogs in the same. زیرا غیرت خانه تو مرا خورده است وملامت های ملامت کنندگان تو بر من طاری گردیده. bible_en_fa They have seen thy goings, O God; even the goings of my God, my King, in the sanctuary. روزه داشته، جان خود را مثل اشک ریخته‌ام. و این برای من عار گردیده است. bible_en_fa The singers went before, the players on instruments followed after; among them were the damsels playing with timbrels. پلاس را لباس خود ساخته‌ام و نزد ایشان ضرب‌المثل گردیده‌ام. bible_en_fa Bless ye God in the congregations, even the Lord, from the fountain of Israel. دروازه نشینان درباره من حرف می‌زنند و سرود می‌گساران گشته‌ام. bible_en_fa There is little Benjamin with their ruler, the princes of Judah and their council, the princes of Zebulun, and the princes of Naphtali. و اما من، ای خداوند دعای خود را در وقت اجابت نزد تو می‌کنم. ای خدا در کثرت رحمانیت خود و راستی نجات خود مرا مستجاب فرما. bible_en_fa Thy God hath commanded thy strength: strengthen, O God, that which thou hast wrought for us. مرا از خلاب خلاصی ده تا غرق نشوم و ازنفرت کنندگانم و از ژرفیهای آب رستگار شوم. bible_en_fa Because of thy temple at Jerusalem shall kings bring presents unto thee. مگذار که سیلان آب مرا بپوشاند و ژرفی مراببلعد و هاویه دهان خود را بر من ببندد. bible_en_fa Rebuke the company of spearmen, the multitude of the bulls, with the calves of the people, till every one submit himself with pieces of silver: scatter thou the people that delight in war. ‌ای خداوند مرا مستجاب فرما زیرا رحمت تونیکوست. به کثرت رحمانیتت بر من توجه نما. bible_en_fa Princes shall come out of Egypt; Ethiopia shall soon stretch out her hands unto God. و روی خود را از بنده ات مپوشان زیرا در تنگی هستم مرا بزودی مستجاب فرما. bible_en_fa Sing unto God, ye kingdoms of the earth; O sing praises unto the Lord; Selah: به‌جانم نزدیک شده، آن را رستگار ساز. به‌سبب دشمنانم مرا فدیه ده. bible_en_fa To him that rideth upon the heavens of heavens, which were of old; lo, he doth send out his voice, and that a mighty voice. تو عار و خجالت و رسوایی مرا می‌دانی وجمیع خصمانم پیش نظر تواند. bible_en_fa Ascribe ye strength unto God: his excellency is over Israel, and his strength is in the clouds. عار، دل مراشکسته است و به شدت بیمار شده‌ام. انتظارمشفقی کشیدم، ولی نبود و برای تسلی دهندگان، اما نیافتم. bible_en_fa O God, thou art terrible out of thy holy places: the God of Israel is he that giveth strength and power unto his people. Blessed be God. مرا برای خوراک زردآب دادند وچون تشنه بودم مرا سرکه نوشانیدند. bible_en_fa Save me, O God; for the waters are come in unto my soul. پس مائده ایشان پیش روی ایشان تله باد و چون مطمئن هستند دامی باشد. bible_en_fa I sink in deep mire, where there is no standing: I am come into deep waters, where the floods overflow me. چشمان ایشان تارگردد تا نبینند. و کمرهای ایشان را دائم لرزان گردان. bible_en_fa I am weary of my crying: my throat is dried: mine eyes fail while I wait for my God. خشم خود را بر ایشان بریز و سورت غضب تو ایشان را دریابد. bible_en_fa They that hate me without a cause are more than the hairs of mine head: they that would destroy me, being mine enemies wrongfully, are mighty: then I restored that which I took not away. خانه های ایشان مخروبه گردد و در خیمه های ایشان هیچ‌کس ساکن نشود. bible_en_fa O God, thou knowest my foolishness; and my sins are not hid from thee. زیرا برکسی‌که تو زده‌ای جفامی کنند و دردهای کوفتگان تو را اعلان می نمایند. bible_en_fa Let not them that wait on thee, O Lord GOD of hosts, be ashamed for my sake: let not those that seek thee be confounded for my sake, O God of Israel. گناه بر گناه ایشان مزید کن و درعدالت تو داخل نشوند. bible_en_fa Because for thy sake I have borne reproach; shame hath covered my face. از دفتر حیات محوشوند و با صالحین مرقوم نگردند. bible_en_fa I am become a stranger unto my brethren, and an alien unto my mother's children. و اما من، مسکین و دردمند هستم. پس‌ای خدا، نجات تو مرا سرافراز سازد. bible_en_fa For the zeal of thine house hath eaten me up; and the reproaches of them that reproached thee are fallen upon me. و نام خدا رابا سرود تسبیح خواهم خواند و او را با حمدتعظیم خواهم نمود. bible_en_fa When I wept, and chastened my soul with fasting, that was to my reproach. و این پسندیده خداخواهد بود، زیاده از گاو و گوساله‌ای که شاخها وسمها دارد. bible_en_fa I made sackcloth also my garment; and I became a proverb to them. حلیمان این را دیده، شادمان شوند، و‌ای طالبان خدا دل شما زنده گردد، bible_en_fa They that sit in the gate speak against me; and I was the song of the drunkards. زیرا خداوند فقیران را مستجاب می‌کند واسیران خود را حقیر نمی شمارد. bible_en_fa But as for me, my prayer is unto thee, O LORD, in an acceptable time: O God, in the multitude of thy mercy hear me, in the truth of thy salvation. آسمان وزمین او را تسبیح بخوانند. آبها نیز و آنچه در آنهامی جنبد. bible_en_fa Deliver me out of the mire, and let me not sink: let me be delivered from them that hate me, and out of the deep waters. زیرا خدا صهیون را نجات خواهدداد و شهرهای یهودا را بنا خواهد نمود تا در آنجاسکونت نمایند و آن را متصرف گردند.وذریت بندگانش وارث آن خواهند شد و آنانی که نام او را دوست دارند، در آن ساکن خواهندگردید. bible_en_fa Let not the waterflood overflow me, neither let the deep swallow me up, and let not the pit shut her mouth upon me. وذریت بندگانش وارث آن خواهند شد و آنانی که نام او را دوست دارند، در آن ساکن خواهندگردید. bible_en_fa Hear me, O LORD; for thy lovingkindness is good: turn unto me according to the multitude of thy tender mercies. خدایا، برای نجات من بشتاب! ای خداوند به اعانت من تعجیل فرما! bible_en_fa And hide not thy face from thy servant; for I am in trouble: hear me speedily. آنانی که قصد جان من دارند، خجل و شرمنده شوند، و آنانی که در بدی من رغبت دارند، روبرگردانیده و رسوا گردند، bible_en_fa Draw nigh unto my soul, and redeem it: deliver me because of mine enemies. و آنانی که هه هه می‌گویند، به‌سبب خجالت خویش رو برگردانیده شوند. bible_en_fa Thou hast known my reproach, and my shame, and my dishonour: mine adversaries are all before thee. و اما جمیع طالبان تو، در تو وجد و شادی کنند، و دوست دارندگان نجات تو دائم گویند: «خدا متعال باد!»و اما من مسکین و فقیر هستم. خدایا برای من تعجیل کن. تو مددکار ونجات‌دهنده من هستی. ای خداوند تاخیر منما. bible_en_fa Reproach hath broken my heart; and I am full of heaviness: and I looked for some to take pity, but there was none; and for comforters, but I found none. و اما من مسکین و فقیر هستم. خدایا برای من تعجیل کن. تو مددکار ونجات‌دهنده من هستی. ای خداوند تاخیر منما. bible_en_fa They gave me also gall for my meat; and in my thirst they gave me vinegar to drink. در تو‌ای خداوند پناه برده‌ام، پس تا به ابد خجل نخواهم شد. bible_en_fa Let their table become a snare before them: and that which should have been for their welfare, let it become a trap. به عدالت خودمرا خلاصی ده و برهان. گوش خود را به من فراگیر و مرا نجات ده. bible_en_fa Let their eyes be darkened, that they see not; and make their loins continually to shake. برای من صخره سکونت باش تا همه وقت داخل آن شوم. تو به نجات من امر فرموده‌ای، زیرا صخره و قلعه من تو هستی. bible_en_fa Pour out thine indignation upon them, and let thy wrathful anger take hold of them. خدایا مرا از دست شریر برهان و از کف بدکار وظالم. bible_en_fa Let their habitation be desolate; and let none dwell in their tents. زیرا‌ای خداوند یهوه، تو امید من هستی و ازطفولیتم اعتماد من بوده‌ای. bible_en_fa For they persecute him whom thou hast smitten; and they talk to the grief of those whom thou hast wounded. از شکم بر توانداخته شده‌ام. از رحم مادرم ملجای من توبوده‌ای و تسبیح من دائم درباره تو خواهد بود. bible_en_fa Add iniquity unto their iniquity: and let them not come into thy righteousness. بسیاری را آیتی عجیب شده‌ام. لیکن تو ملجای زورآور من هستی. bible_en_fa Let them be blotted out of the book of the living, and not be written with the righteous. دهانم از تسبیح تو پر است واز کبریایی تو تمامی روز. bible_en_fa But I am poor and sorrowful: let thy salvation, O God, set me up on high. در زمان پیری مرا دور مینداز چون قوتم زایل شود مرا ترک منما. bible_en_fa I will praise the name of God with a song, and will magnify him with thanksgiving. زیرا دشمنانم بر من حرف می‌زنند و مترصدان جانم با یکدیگرمشورت می‌کنند bible_en_fa This also shall please the LORD better than an ox or bullock that hath horns and hoofs. و می‌گویند: «خدا او را ترک کرده است. پس او را تعاقب کرده، بگیرید، زیرا که رهاننده‌ای نیست.» bible_en_fa The humble shall see this, and be glad: and your heart shall live that seek God. ‌ای خدا از من دور مشو. خدایا به اعانت من تعجیل نما. bible_en_fa For the LORD heareth the poor, and despiseth not his prisoners. خصمان جانم خجل و فانی شوند. bible_en_fa Let the heaven and earth praise him, the seas, and everything that moveth therein. و اما من دائم امیدوارخواهم بود و بر همه تسبیح تو خواهم افزود. bible_en_fa For God will save Zion, and will build the cities of Judah: that they may dwell there, and have it in possession. زبانم عدالت تو را بیان خواهد کرد و نجاتت راتمامی روز. زیرا که حد شماره آن را نمی دانم. bible_en_fa The seed also of his servants shall inherit it: and they that love his name shall dwell therein. در توانایی خداوند یهوه خواهم آمد. و ازعدالت تو و بس خبر خواهم داد. bible_en_fa Make haste, O God, to deliver me; make haste to help me, O LORD. ‌ای خدا ازطفولیتم مرا تعلیم داده‌ای و تا الان، عجایب تو رااعلان کرده‌ام. bible_en_fa Let them be ashamed and confounded that seek after my soul: let them be turned backward, and put to confusion, that desire my hurt. پس‌ای خدا، مرا تا زمان پیری وسفید مویی نیز ترک مکن، تا این طبقه را از بازوی تو خبر دهم و جمیع آیندگان را از توانایی تو. bible_en_fa Let them be turned back for a reward of their shame that say, Aha, aha. خدایا عدالت تو تا اعلی علیین است. توکارهای عظیم کرده‌ای. خدایا مانند تو کیست؟ bible_en_fa Let all those that seek thee rejoice and be glad in thee: and let such as love thy salvation say continually, Let God be magnified. ‌ای که تنگیهای بسیار و سخت را به ما نشان داده‌ای، رجوع کرده، باز ما را زنده خواهی ساخت؛ و برگشته، ما را از عمق های زمین برخواهی آورد. bible_en_fa But I am poor and needy: make haste unto me, O God: thou art my help and my deliverer; O LORD, make no tarrying. بزرگی مرا مزید خواهی کرد وبرگشته، مرا تسلی خواهی بخشید. bible_en_fa In thee, O LORD, do I put my trust: let me never be put to confusion. پس من نیزتو را با بربط خواهم ستود، یعنی راستی تو را‌ای خدای من. و تو را‌ای قدوس اسرائیل با عود ترنم خواهم نمود. bible_en_fa Deliver me in thy righteousness, and cause me to escape: incline thine ear unto me, and save me. چون برای تو سرود می‌خوانم لبهایم بسیار شادی خواهد کرد و جانم نیز که آن را فدیه داده‌ای.زبانم نیز تمامی روز عدالت تورا ذکر خواهد کرد. زیرا آنانی که برای ضرر من می‌کوشیدند خجل و رسوا گردیدند. bible_en_fa Be thou my strong habitation, whereunto I may continually resort: thou hast given commandment to save me; for thou art my rock and my fortress. زبانم نیز تمامی روز عدالت تورا ذکر خواهد کرد. زیرا آنانی که برای ضرر من می‌کوشیدند خجل و رسوا گردیدند. bible_en_fa Deliver me, O my God, out of the hand of the wicked, out of the hand of the unrighteous and cruel man. ای خدا انصاف خود را به پادشاه ده وعدالت خویش را به پسر پادشاه! bible_en_fa For thou art my hope, O Lord GOD: thou art my trust from my youth. و او قوم تو را به عدالت داوری خواهد نمود و مساکین تو را به انصاف. bible_en_fa By thee have I been holden up from the womb: thou art he that took me out of my mother's bowels: my praise shall be continually of thee. آنگاه کوهها برای قوم سلامتی را بار خواهند‌آورد و تلها نیز در عدالت. bible_en_fa I am as a wonder unto many; but thou art my strong refuge. مساکین قوم را دادرسی خواهد کرد؛ و فرزندان فقیر رانجات خواهد داد؛ و ظالمان را زبون خواهدساخت. bible_en_fa Let my mouth be filled with thy praise and with thy honour all the day. از تو خواهند ترسید، مادامی که آفتاب باقی است و مادامی که ماه هست تا جمیع طبقات. bible_en_fa Cast me not off in the time of old age; forsake me not when my strength faileth. او مثل باران برعلف زار چیده شده فرود خواهدآمد، و مثل بارشهایی که زمین را سیراب می‌کند. bible_en_fa For mine enemies speak against me; and they that lay wait for my soul take counsel together, در زمان او صالحان خواهند شکفت و وفورسلامتی خواهد بود، مادامی که ماه نیست نگردد. bible_en_fa Saying, God hath forsaken him: persecute and take him; for there is none to deliver him. و او حکمرانی خواهد کرد از دریا تا دریا واز نهر تا اقصای جهان. bible_en_fa O God, be not far from me: O my God, make haste for my help. به حضور وی صحرانشینان گردن خواهند نهاد و دشمنان اوخاک را خواهند لیسید. bible_en_fa Let them be confounded and consumed that are adversaries to my soul; let them be covered with reproach and dishonour that seek my hurt. پادشاهان ترشیش وجزایر هدایا خواهند‌آورد. پادشاهان شبا و سباارمغانها خواهند رسانید. bible_en_fa But I will hope continually, and will yet praise thee more and more. جمیع سلاطین او راتعظیم خواهند کرد و جمیع امت‌ها او را بندگی خواهند نمود. bible_en_fa My mouth shall shew forth thy righteousness and thy salvation all the day; for I know not the numbers thereof. زیرا چون مسکین استغاثه کند، او را رهایی خواهد داد و فقیری را که رهاننده‌ای ندارد. bible_en_fa I will go in the strength of the Lord GOD: I will make mention of thy righteousness, even of thine only. بر مسکین و فقیر کرم خواهد فرمود وجانهای مساکین را نجات خواهد بخشید. bible_en_fa O God, thou hast taught me from my youth: and hitherto have I declared thy wondrous works. جانهای ایشان را از ظلم و ستم فدیه خواهدداد و خون ایشان در نظر وی گران بها خواهد بود. bible_en_fa Now also when I am old and grayheaded, O God, forsake me not; until I have shewed thy strength unto this generation, and thy power to every one that is to come. و او زنده خواهد ماند و از طلای شبا بدوخواهد داد. دائم برای وی دعا خواهد کرد وتمامی روز او را مبارک خواهد خواند. bible_en_fa Thy righteousness also, O God, is very high, who hast done great things: O God, who is like unto thee! وفراوانی غله در زمین بر قله کوهها خواهد بود که ثمره آن مثل لبنان جنبش خواهد کرد. و اهل شهرها مثل علف زمین نشو و نما خواهند کرد. bible_en_fa Thou, which hast shewed me great and sore troubles, shalt quicken me again, and shalt bring me up again from the depths of the earth. نام او تا ابدالاباد باقی خواهد ماند. اسم او پیش آفتاب دوام خواهد کرد. آدمیان در او برای یکدیگر برکت خواهند خواست و جمیع امت های زمین او را خوشحال خواهند خواند. bible_en_fa Thou shalt increase my greatness, and comfort me on every side. متبارک باد یهوه خدا که خدای اسرائیل است. که او فقط کارهای عجیب می‌کند.و متبارک بادنام مجید او تا ابدالاباد. و تمامی زمین از جلال اوپر بشود.آمین و آمین.دعاهای داود بن یسی تمام شد. bible_en_fa I will also praise thee with the psaltery, even thy truth, O my God: unto thee will I sing with the harp, O thou Holy One of Israel. و متبارک بادنام مجید او تا ابدالاباد. و تمامی زمین از جلال اوپر بشود.آمین و آمین.دعاهای داود بن یسی تمام شد. bible_en_fa My lips shall greatly rejoice when I sing unto thee; and my soul, which thou hast redeemed. هرآینه خدا برای اسرائیل نیکوست، یعنی برای آنانی که پاک دل هستند. bible_en_fa My tongue also shall talk of thy righteousness all the day long: for they are confounded, for they are brought unto shame, that seek my hurt. واما من نزدیک بود که پایهایم از راه در رود ونزدیک بود که قدمهایم بلغزد. bible_en_fa Give the king thy judgments, O God, and thy righteousness unto the king's son. زیرا بر متکبران حسد بردم چون سلامتی شریران را دیدم. bible_en_fa He shall judge thy people with righteousness, and thy poor with judgment. زیراکه در موت ایشان قیدها نیست و قوت ایشان مستحکم است. bible_en_fa The mountains shall bring peace to the people, and the little hills, by righteousness. مثل مردم در زحمت نیستند ومثل آدمیان مبتلا نمی باشند. bible_en_fa He shall judge the poor of the people, he shall save the children of the needy, and shall break in pieces the oppressor. بنابراین گردن ایشان به تکبر آراسته است وظلم مثل لباس ایشان را می‌پوشاند. bible_en_fa They shall fear thee as long as the sun and moon endure, throughout all generations. چشمان ایشان از فربهی بدر‌آمده است و از خیالات دل خود تجاوز می‌کنند. bible_en_fa He shall come down like rain upon the mown grass: as showers that water the earth. استهزا می‌کنند و حرفهای بد می‌زنند و سخنان ظلم آمیز را از جای بلندمی گویند. bible_en_fa In his days shall the righteous flourish; and abundance of peace so long as the moon endureth. دهان خود را بر آسمانها گذارده‌اند وزبان ایشان در جهان گردش می‌کند. bible_en_fa He shall have dominion also from sea to sea, and from the river unto the ends of the earth. پس قوم او بدینجا برمی گردند و آبهای فراوان، بدیشان نوشانیده می‌شود. bible_en_fa They that dwell in the wilderness shall bow before him; and his enemies shall lick the dust. و ایشان می‌گویند: «خدا چگونه بداند و آیا حضرت اعلی علم دارد؟» bible_en_fa The kings of Tarshish and of the isles shall bring presents: the kings of Sheba and Seba shall offer gifts. اینک اینان شریر هستند که همیشه مطمئن بوده، در دولتمندی افزوده می‌شوند. bible_en_fa Yea, all kings shall fall down before him: all nations shall serve him. یقین من دل خود را عبث طاهر ساخته و دستهای خود رابه پاکی شسته‌ام. bible_en_fa For he shall deliver the needy when he crieth; the poor also, and him that hath no helper. و من تمامی روز مبتلامی شوم و تادیب من هر بامداد حاضر است. bible_en_fa He shall spare the poor and needy, and shall save the souls of the needy. اگر می‌گفتم که چنین سخن گویم، هر آینه برطبقه فرزندان تو خیانت می‌کردم. bible_en_fa He shall redeem their soul from deceit and violence: and precious shall their blood be in his sight. چون تفکرکردم که این را بفهمم، در نظر من دشوار آمد. bible_en_fa And he shall live, and to him shall be given of the gold of Sheba: prayer also shall be made for him continually; and daily shall he be praised. تابه قدسهای خدا داخل شدم. آنگاه در آخرت ایشان تامل کردم. bible_en_fa There shall be an handful of corn in the earth upon the top of the mountains; the fruit thereof shall shake like Lebanon: and they of the city shall flourish like grass of the earth. هر آینه ایشان را در جایهای لغزنده گذارده‌ای. ایشان را به خرابیها خواهی انداخت. bible_en_fa His name shall endure for ever: his name shall be continued as long as the sun: and men shall be blessed in him: all nations shall call him blessed. چگونه بغته به هلاکت رسیده‌اند! تباه شده، از ترسهای هولناک نیست گردیده‌اند. bible_en_fa Blessed be the LORD God, the God of Israel, who only doeth wondrous things. مثل خواب کسی چون بیدار شد، ای خداوندهمچنین چون برخیزی، صورت ایشان را ناچیزخواهی شمرد. bible_en_fa And blessed be his glorious name for ever: and let the whole earth be filled with his glory; Amen, and Amen. لیکن دل من تلخ شده بود و در اندرون خود، دل ریش شده بودم. bible_en_fa The prayers of David the son of Jesse are ended. و من وحشی بودم ومعرفت نداشتم و مثل بهایم نزد تو گردیدم. bible_en_fa Truly God is good to Israel, even to such as are of a clean heart. ولی من دائم با تو هستم. تو دست راست مراتایید کرده‌ای. bible_en_fa But as for me, my feet were almost gone; my steps had well nigh slipped. موافق رای خود مرا هدایت خواهی نمود و بعد از این مرا به جلال خواهی رسانید. bible_en_fa For I was envious at the foolish, when I saw the prosperity of the wicked. کیست برای من در آسمان؟ و غیر ازتو هیچ‌چیز را در زمین نمی خواهم. bible_en_fa For there are no bands in their death: but their strength is firm. اگرچه جسد و دل من زائل گردد، لیکن صخره دلم وحصه من خداست تا ابدالاباد. bible_en_fa They are not in trouble as other men; neither are they plagued like other men. زیرا آنانی که ازتو دورند هلاک خواهند شد. و آنانی را که از توزنا می‌کنند، نابود خواهی ساخت.و اما مرانیکوست که به خدا تقرب جویم. بر خداوندیهوه توکل کرده‌ام تا همه کارهای تو را بیان کنم. bible_en_fa Therefore pride compasseth them about as a chain; violence covereth them as a garment. و اما مرانیکوست که به خدا تقرب جویم. بر خداوندیهوه توکل کرده‌ام تا همه کارهای تو را بیان کنم. bible_en_fa Their eyes stand out with fatness: they have more than heart could wish. چرا‌ای خدا ما را ترک کرده‌ای تا به ابدو خشم تو بر گوسفندان مرتع خودافروخته شده است؟ bible_en_fa They are corrupt, and speak wickedly concerning oppression: they speak loftily. جماعت خود را که ازقدیم خریده‌ای، بیاد آور و آن را که فدیه داده‌ای تا سبط میراث تو شود و این کوه صهیون را که درآن ساکن بوده‌ای. bible_en_fa They set their mouth against the heavens, and their tongue walketh through the earth. قدمهای خود را بسوی خرابه های ابدی بردار زیرا دشمن هرچه را که درقدس تو بود خراب کرده است. bible_en_fa Therefore his people return hither: and waters of a full cup are wrung out to them. دشمنانت درمیان جماعت تو غرش می‌کنند و علمهای خودرا برای علامات برپا می‌نمایند. bible_en_fa And they say, How doth God know? and is there knowledge in the most High? و ظاهرمی شوند چون کسانی که تبرها را بر درختان جنگل بلند می‌کنند. bible_en_fa Behold, these are the ungodly, who prosper in the world; they increase in riches. و الان همه نقشهای تراشیده آن را به تبرها و چکشها خرد می‌شکنند. bible_en_fa Verily I have cleansed my heart in vain, and washed my hands in innocency. قدس های تو را آتش زده‌اند و مسکن نام تو را تابه زمین بی‌حرمت کرده‌اند. bible_en_fa For all the day long have I been plagued, and chastened every morning. و در دل خودمی گویند آنها را تمام خراب می‌کنیم. پس جمیع کنیسه های خدا را در زمین سوزانیده‌اند. bible_en_fa If I say, I will speak thus; behold, I should offend against the generation of thy children. آیات خود را نمی بینیم و دیگر هیچ نبی نیست. و درمیان ما کسی نیست که بداند تا به کی خواهد بود. bible_en_fa When I thought to know this, it was too painful for me; ‌ای خدا، دشمن تا به کی ملامت خواهد کرد؟ وآیا خصم، تا به ابد نام تو را اهانت خواهد نمود؟ bible_en_fa Until I went into the sanctuary of God; then understood I their end. چرا دست خود یعنی دست راست خویش رابرگردانیده‌ای؟ آن را از گریبان خود بیرون کشیده، ایشان را فانی کن. bible_en_fa Surely thou didst set them in slippery places: thou castedst them down into destruction. و خدا از قدیم پادشاه من است. او در میان زمین نجات‌ها پدید می‌آورد. bible_en_fa How are they brought into desolation, as in a moment! they are utterly consumed with terrors. تو به قوت خوددریا را منشق ساختی و سرهای نهنگان را در آبهاشکستی. bible_en_fa As a dream when one awaketh; so, O Lord, when thou awakest, thou shalt despise their image. سرهای لویاتان را کوفته، و او را خوراک صحرانشینان گردانیده‌ای. bible_en_fa Thus my heart was grieved, and I was pricked in my reins. توچشمه‌ها و سیلها را شکافتی و نهرهای دائمی راخشک گردانیدی. bible_en_fa So foolish was I, and ignorant: I was as a beast before thee. روز از آن توست و شب نیزاز آن تو. نور و آفتاب را تو برقرار نموده‌ای. bible_en_fa Nevertheless I am continually with thee: thou hast holden me by my right hand. تمامی حدود جهان را تو پایدار ساخته‌ای. تابستان و زمستان را تو ایجاد کرده‌ای. bible_en_fa Thou shalt guide me with thy counsel, and afterward receive me to glory. ‌ای خداوند این را بیادآور که دشمن ملامت می‌کند و مردم جاهل نام تو را اهانت می‌نمایند. bible_en_fa Whom have I in heaven but thee? and there is none upon earth that I desire beside thee. جان فاخته خود را به‌جانور وحشی مسپار. جماعت مسکینان خود را تا به ابد فراموش مکن. bible_en_fa My flesh and my heart faileth: but God is the strength of my heart, and my portion for ever. عهد خود را ملاحظه فرما زیرا که ظلمات جهان از مسکن های ظلم پراست. bible_en_fa For, lo, they that are far from thee shall perish: thou hast destroyed all them that go a whoring from thee. مظلومان به رسوایی برنگردند. مساکین و فقیران نام تو را حمدگویند. bible_en_fa But it is good for me to draw near to God: I have put my trust in the Lord GOD, that I may declare all thy works. ‌ای خدا برخیز و دعوای خود را برپادار؛ و بیادآور که احمق تمامی روز تو را ملامت می‌کند.آواز دشمنان خود را فراموش مکن وغوغای مخالفان خود را که پیوسته بلند می‌شود. bible_en_fa O God, why hast thou cast us off for ever? why doth thine anger smoke against the sheep of thy pasture? آواز دشمنان خود را فراموش مکن وغوغای مخالفان خود را که پیوسته بلند می‌شود. bible_en_fa Remember thy congregation, which thou hast purchased of old; the rod of thine inheritance, which thou hast redeemed; this mount Zion, wherein thou hast dwelt. تو را حمد می‌گوییم! ای خدا تو راحمد می‌گوییم! زیرا نام تو نزدیک است و مردم کارهای عجیب تو را ذکر می‌کنند. bible_en_fa Lift up thy feet unto the perpetual desolations; even all that the enemy hath done wickedly in the sanctuary. هنگامی که به زمان معین برسم براستی داوری خواهم کرد. bible_en_fa Thine enemies roar in the midst of thy congregations; they set up their ensigns for signs. زمین و جمیع ساکنانش گداخته شده‌اند. من ارکان آن را برقرار نموده‌ام، سلاه. bible_en_fa A man was famous according as he had lifted up axes upon the thick trees. متکبران را گفتم: «فخر مکنید!» و به شریران که «شاخ خود را میفرازید. bible_en_fa But now they break down the carved work thereof at once with axes and hammers. شاخهای خود را به بلندی میفرازید. و با گردن کشی سخنان تکبرآمیز مگویید.» bible_en_fa They have cast fire into thy sanctuary, they have defiled by casting down the dwelling place of thy name to the ground. زیرا نه از مشرق و نه از مغرب، و نه ازجنوب سرافرازی می‌آید. bible_en_fa They said in their hearts, Let us destroy them together: they have burned up all the synagogues of God in the land. لیکن خدا، داور است. این را به زیر می‌اندازدو آن را سرافراز می‌نماید. bible_en_fa We see not our signs: there is no more any prophet: neither is there among us any that knoweth how long. زیرا در دست خداوند کاسه‌ای است و باده آن پرجوش. ازشراب ممزوج پر است که از آن می‌ریزد. و امادردهایش را جمیع شریران جهان افشرده، خواهند نوشید. bible_en_fa O God, how long shall the adversary reproach? shall the enemy blaspheme thy name for ever? و اما من، تا به ابد ذکر خواهم کرد و برای خدای یعقوب ترنم خواهم نمود.جمیع شاخهای شریران را خواهم برید و اماشاخهای صالحین برافراشته خواهد شد. bible_en_fa Why withdrawest thou thy hand, even thy right hand? pluck it out of thy bosom. جمیع شاخهای شریران را خواهم برید و اماشاخهای صالحین برافراشته خواهد شد. bible_en_fa For God is my King of old, working salvation in the midst of the earth. خدا در یهودا معروف است و نام او دراسرائیل عظیم! bible_en_fa Thou didst divide the sea by thy strength: thou brakest the heads of the dragons in the waters. خیمه او است درشالیم و مسکن او در صهیون. bible_en_fa Thou brakest the heads of leviathan in pieces, and gavest him to be meat to the people inhabiting the wilderness. در آنجا، برقهای کمان را شکست. سپر و شمشیر و جنگ را، سلاه. bible_en_fa Thou didst cleave the fountain and the flood: thou driedst up mighty rivers. تو جلیل هستی و مجید، زیاده از کوههای یغما! bible_en_fa The day is thine, the night also is thine: thou hast prepared the light and the sun. قوی‌دلان تاراج شده‌اند و خواب ایشان رادرربود و همه مردان زورآور دست خود رانیافتند. bible_en_fa Thou hast set all the borders of the earth: thou hast made summer and winter. از توبیخ تو‌ای خدای یعقوب، بر ارابه هاو اسبان خوابی گران مستولی گردید. bible_en_fa Remember this, that the enemy hath reproached, O LORD, and that the foolish people have blasphemed thy name. تو مهیب هستی، تو! و در حین غضبت، کیست که به حضورتو ایستد؟ bible_en_fa O deliver not the soul of thy turtledove unto the multitude of the wicked: forget not the congregation of thy poor for ever. از آسمان داوری را شنوانیدی. پس جهان بترسید و ساکت گردید. bible_en_fa Have respect unto the covenant: for the dark places of the earth are full of the habitations of cruelty. چون خدا برای داوری قیام فرماید تا همه مساکین جهان راخلاصی بخشد، سلاه، bible_en_fa O let not the oppressed return ashamed: let the poor and needy praise thy name. آنگاه خشم انسان تو راحمد خواهد گفت و باقی خشم را بر کمر خودخواهی بست. bible_en_fa Arise, O God, plead thine own cause: remember how the foolish man reproacheth thee daily. نذر کنید و وفا نمایید برای یهوه خدای خود. همه که گرداگرد او هستند، هدیه بگذرانند نزد او که مهیب است.روح روسا رامنقطع خواهد ساخت و برای پادشاهان جهان مهیب می‌باشد. bible_en_fa Forget not the voice of thine enemies: the tumult of those that rise up against thee increaseth continually. روح روسا رامنقطع خواهد ساخت و برای پادشاهان جهان مهیب می‌باشد. bible_en_fa Unto thee, O God, do we give thanks, unto thee do we give thanks: for that thy name is near thy wondrous works declare. آواز من بسوی خداست و فریادمی کنم. آواز من بسوی خداست گوش خود را به من فرا خواهد گرفت. bible_en_fa When I shall receive the congregation I will judge uprightly. در روز تنگی خود خداوند را طلب کردم. در شب، دست من دراز شده، بازکشیده نگشت و جان من تسلی نپذیرفت. bible_en_fa The earth and all the inhabitants thereof are dissolved: I bear up the pillars of it. Selah. خدا را یاد می‌کنم و پریشان می‌شوم. تفکر می‌نمایم و روح من متحیر می‌گردد، سلاه. bible_en_fa I said unto the fools, Deal not foolishly: and to the wicked, Lift not up the horn: چشمانم را بیدار می‌داشتی. بی‌تاب می‌شدم وسخن نمی توانستم گفت. bible_en_fa Lift not up your horn on high: speak not with a stiff neck. درباره ایام قدیم تفکرکرده‌ام. درباره سالهای زمانهای سلف. bible_en_fa For promotion cometh neither from the east, nor from the west, nor from the south. سرودشبانه خود را بخاطر می‌آورم و در دل خود تفکرمی کنم و روح من تفتیش نموده است. bible_en_fa But God is the judge: he putteth down one, and setteth up another. مگر خداتا به ابد ترک خواهد کرد و دیگر هرگز راضی نخواهد شد. bible_en_fa For in the hand of the LORD there is a cup, and the wine is red; it is full of mixture; and he poureth out of the same: but the dregs thereof, all the wicked of the earth shall wring them out, and drink them. آیا رحمت او تا به ابد زایل شده است؟ و قول او باطل گردیده تا ابدالاباد؟ bible_en_fa But I will declare for ever; I will sing praises to the God of Jacob. آیاخدا رافت را فراموش کرده؟ و رحمت های خودرا در غضب مسدود ساخته است؟ سلاه. bible_en_fa All the horns of the wicked also will I cut off; but the horns of the righteous shall be exalted. پس گفتم این ضعف من است. زهی سالهای دست راست حضرت اعلی! bible_en_fa In Judah is God known: his name is great in Israel. کارهای خداوند را ذکرخواهم نمود زیرا کار عجیب تو را که از قدیم است به یاد خواهم آورد. bible_en_fa In Salem also is his tabernacle, and his dwelling place in Zion. و در جمیع کارهای تو تامل خواهم کرد و در صنعتهای تو تفکرخواهم نمود. bible_en_fa There brake he the arrows of the bow, the shield, and the sword, and the battle. Selah. ‌ای خدا، طریق تو در قدوسیت است. کیست خدای بزرگ مثل خدا؟ bible_en_fa Thou art more glorious and excellent than the mountains of prey. تو خدایی هستی که کارهای عجیب می‌کنی و قوت خویش را بر قوم‌ها معروف گردانیده‌ای. bible_en_fa The stouthearted are spoiled, they have slept their sleep: and none of the men of might have found their hands. قوم خود را به بازوی خویش رهانیده‌ای یعنی بنی یعقوب وبنی یوسف را. سلاه. bible_en_fa At thy rebuke, O God of Jacob, both the chariot and horse are cast into a dead sleep. آبها تو را دید، ای خداآبها تو را دیده، متزلزل شد. لجه‌ها نیز سخت مضطرب گردید. bible_en_fa Thou, even thou, art to be feared: and who may stand in thy sight when once thou art angry? ابرها آب بریخت و افلاک رعد بداد. تیرهای تو نیز به هر طرف روان گردید. bible_en_fa Thou didst cause judgment to be heard from heaven; the earth feared, and was still, صدای رعد تو در گردباد بود و برقها ربع مسکون را روشن کرد. پس زمین مرتعش و متزلزل گردید. bible_en_fa When God arose to judgment, to save all the meek of the earth. Selah. طریق تو در دریاست و راههای تو درآبهای فراوان و آثار تو را نتوان دانست.قوم خود را مثل گوسفندان راهنمایی نمودی، به‌دست موسی و هارون. bible_en_fa Surely the wrath of man shall praise thee: the remainder of wrath shalt thou restrain. قوم خود را مثل گوسفندان راهنمایی نمودی، به‌دست موسی و هارون. bible_en_fa Vow, and pay unto the LORD your God: let all that be round about him bring presents unto him that ought to be feared. ای قوم من شریعت مرا بشنوید! گوشهای خود را به سخنان دهانم فراگیرید! bible_en_fa He shall cut off the spirit of princes: he is terrible to the kings of the earth. دهان خود را به مثل باز خواهم کرد به چیزهایی که از بنای عالم مخفی بود تنطق خواهم نمود. bible_en_fa I cried unto God with my voice, even unto God with my voice; and he gave ear unto me. که آنها را شنیده و دانسته‌ایم و پدران مابرای ما بیان کرده‌اند. bible_en_fa In the day of my trouble I sought the Lord: my sore ran in the night, and ceased not: my soul refused to be comforted. از فرزندان ایشان آنها راپنهان نخواهیم کرد. تسبیحات خداوند را برای نسل آینده بیان می‌کنیم و قوت او و اعمال عجیبی را که او کرده است. bible_en_fa I remembered God, and was troubled: I complained, and my spirit was overwhelmed. Selah. زیرا که شهادتی دریعقوب برپا داشت و شریعتی در اسرائیل قرار دادو پدران ما را امر فرمود که آنها را به فرزندان خودتعلیم دهند؛ bible_en_fa Thou holdest mine eyes waking: I am so troubled that I cannot speak. تا نسل آینده آنها را بدانند وفرزندانی که می‌بایست مولود شوند تا ایشان برخیزند و آنها را به فرزندان خود بیان نمایند؛ bible_en_fa I have considered the days of old, the years of ancient times. و ایشان به خدا توکل نمایند و اعمال خدا رافراموش نکنند بلکه احکام او را نگاه دارند. bible_en_fa I call to remembrance my song in the night: I commune with mine own heart: and my spirit made diligent search. ومثل پدران خود نسلی گردن کش و فتنه انگیزنشوند، نسلی که دل خود را راست نساختند وروح ایشان بسوی خدا امین نبود. bible_en_fa Will the Lord cast off for ever? and will he be favourable no more? بنی افرایم که مسلح و کمان کش بودند، درروز جنگ رو برتافتند. bible_en_fa Is his mercy clean gone for ever? doth his promise fail for evermore? عهد خدا را نگاه نداشتند و از سلوک به شریعت او ابا نمودند، bible_en_fa Hath God forgotten to be gracious? hath he in anger shut up his tender mercies? Selah. واعمال و عجایب او را فراموش کردند که آنها رابدیشان ظاهر کرده بود، bible_en_fa And I said, This is my infirmity: but I will remember the years of the right hand of the most High. و در نظر پدران ایشان اعمال عجیب کرده بود، در زمین مصر و در دیارصوعن. bible_en_fa I will remember the works of the LORD: surely I will remember thy wonders of old. دریا را منشق ساخته، ایشان را عبورداد و آبها را مثل توده برپا نمود. bible_en_fa I will meditate also of all thy work, and talk of thy doings. و ایشان را درروز به ابر راهنمایی کرد و تمامی شب به نورآتش. bible_en_fa Thy way, O God, is in the sanctuary: who is so great a God as our God? در صحرا صخره‌ها را بشکافت و ایشان را گویا از لجه های عظیم نوشانید. bible_en_fa Thou art the God that doest wonders: thou hast declared thy strength among the people. پس سیلها رااز صخره بیرون آورد و آب را مثل نهرها جاری ساخت. bible_en_fa Thou hast with thine arm redeemed thy people, the sons of Jacob and Joseph. Selah. و بار دیگر بر او گناه ورزیدند و برحضرت اعلی در صحرا فتنه انگیختند، bible_en_fa The waters saw thee, O God, the waters saw thee; they were afraid: the depths also were troubled. و دردلهای خود خدا را امتحان کردند، چونکه برای شهوات خود غذا خواستند. bible_en_fa The clouds poured out water: the skies sent out a sound: thine arrows also went abroad. و بر‌ضد خداتکلم کرده، گفتند: «آیا خدا می‌تواند در صحراسفره‌ای حاضر کند؟ bible_en_fa The voice of thy thunder was in the heaven: the lightnings lightened the world: the earth trembled and shook. اینک صخره را زد و آبهاروان شد و وادیها جاری گشت. آیا می‌تواند نان رانیز بدهد. و گوشت را برای قوم خود حاضرسازد؟» bible_en_fa Thy way is in the sea, and thy path in the great waters, and thy footsteps are not known. پس خدا این را شنیده، غضبناک شد و آتش در یعقوب افروخته گشت و خشم بر اسرائیل مشتعل گردید. bible_en_fa Thou leddest thy people like a flock by the hand of Moses and Aaron. زیرا به خدا ایمان نیاوردند و به نجات او اعتماد ننمودند. bible_en_fa Give ear, O my people, to my law: incline your ears to the words of my mouth. پس ابرها را از بالاامر فرمود و درهای آسمان را گشود bible_en_fa I will open my mouth in a parable: I will utter dark sayings of old: و من را برایشان بارانید تا بخورند و غله آسمان را بدیشان بخشید. bible_en_fa Which we have heard and known, and our fathers have told us. مردمان، نان زورآوران را خوردند وآذوقه‌ای برای ایشان فرستاد تا سیر شوند. bible_en_fa We will not hide them from their children, shewing to the generation to come the praises of the LORD, and his strength, and his wonderful works that he hath done. بادشرقی را در آسمان وزانید و به قوت خود، بادجنوبی را آورد، bible_en_fa For he established a testimony in Jacob, and appointed a law in Israel, which he commanded our fathers, that they should make them known to their children: و گوشت را برای ایشان مثل غبار بارانید و مرغان بالدار را مثل ریگ دریا. bible_en_fa That the generation to come might know them, even the children which should be born; who should arise and declare them to their children: وآن را در میان اردوی ایشان فرود آورد، گرداگردمسکن های ایشان. bible_en_fa That they might set their hope in God, and not forget the works of God, but keep his commandments: پس خوردند و نیکو سیرشدند و موافق شهوات ایشان بدیشان داد. bible_en_fa And might not be as their fathers, a stubborn and rebellious generation; a generation that set not their heart aright, and whose spirit was not stedfast with God. ایشان از شهوت خود دست نکشیدند. و غذاهنوز در دهان ایشان بود bible_en_fa The children of Ephraim, being armed, and carrying bows, turned back in the day of battle. که غضب خدا برایشان افروخته شده؛ تنومندان ایشان را بکشت وجوانان اسرائیل را هلاک ساخت. bible_en_fa They kept not the covenant of God, and refused to walk in his law; با وجود این همه، باز گناه ورزیدند و به اعمال عجیب او ایمان نیاوردند. bible_en_fa And forgat his works, and his wonders that he had shewed them. بنابراین، روزهای ایشان را در بطالت تمام کرد و سالهای ایشان را درترس. bible_en_fa Marvellous things did he in the sight of their fathers, in the land of Egypt, in the field of Zoan. هنگامی که ایشان را کشت اورا طلبیدند و بازگشت کرده، درباره خدا تفحص نمودند، bible_en_fa He divided the sea, and caused them to pass through; and he made the waters to stand as an heap. و به یاد آوردند که خدا صخره ایشان، و خدای تعالی ولی ایشان است. bible_en_fa In the daytime also he led them with a cloud, and all the night with a light of fire. اما به دهان خود او را تملق نمودند و به زبان خویش به اودروغ گفتند. bible_en_fa He clave the rocks in the wilderness, and gave them drink as out of the great depths. زیرا که دل ایشان با او راست نبودو به عهد وی موتمن نبودند. bible_en_fa He brought streams also out of the rock, and caused waters to run down like rivers. اما او به حسب رحمانیتش گناه ایشان راعفو نموده، ایشان را هلاک نساخت بلکه بارهاغضب خود را برگردانیده، تمامی خشم خویش را برنینگیخت. bible_en_fa And they sinned yet more against him by provoking the most High in the wilderness. و به یاد آورد که ایشان بشرند، بادی که می‌رود و بر نمی گردد. bible_en_fa And they tempted God in their heart by asking meat for their lust. چند مرتبه درصحرا بدو فتنه انگیختند و او را در بادیه رنجانیدند. bible_en_fa Yea, they spake against God; they said, Can God furnish a table in the wilderness? و برگشته، خدا را امتحان کردند وقدوس اسرائیل را اهانت نمودند، bible_en_fa Behold, he smote the rock, that the waters gushed out, and the streams overflowed; can he give bread also? can he provide flesh for his people? و قوت او رابه‌خاطر نداشتند، روزی که ایشان را از دشمن رهانیده بود. bible_en_fa Therefore the LORD heard this, and was wroth: so a fire was kindled against Jacob, and anger also came up against Israel; که چگونه آیات خود را در مصرظاهر ساخت و معجزات خود را در دیار صوعن. bible_en_fa Because they believed not in God, and trusted not in his salvation: و نهرهای ایشان را به خون مبدل نمود ورودهای ایشان را تا نتوانستند نوشید. bible_en_fa Though he had commanded the clouds from above, and opened the doors of heaven, انواع پشه‌ها در میان ایشان فرستاد که ایشان را گزیدند وغوکهایی که ایشان را تباه نمودند؛ bible_en_fa And had rained down manna upon them to eat, and had given them of the corn of heaven. و محصول ایشان را به کرم صد پا سپرد و عمل ایشان را به ملخ داد. bible_en_fa Man did eat angels' food: he sent them meat to the full. تاکستان ایشان را به تگرگ خراب کردو درختان جمیز ایشان را به تگرگهای درشت. bible_en_fa He caused an east wind to blow in the heaven: and by his power he brought in the south wind. بهایم ایشان را به تگرگ سپرد و مواشی ایشان را به شعله های برق. bible_en_fa He rained flesh also upon them as dust, and feathered fowls like as the sand of the sea: و آتش خشم خود را برایشان فرستاد، غضب و غیظ و ضیق را، به فرستادن فرشتگان شریر. bible_en_fa And he let it fall in the midst of their camp, round about their habitations. و راهی برای غضب خود مهیا ساخته، جان ایشان را از موت نگاه نداشت، بلکه جان ایشان را به وبا تسلیم نمود. bible_en_fa So they did eat, and were well filled: for he gave them their own desire; و همه نخست زادگان مصر را کشت، اوایل قوت ایشان را در خیمه های حام. bible_en_fa They were not estranged from their lust. But while their meat was yet in their mouths, و قوم خود را مثل گوسفندان کوچانید وایشان را در صحرا مثل گله راهنمایی نمود. bible_en_fa The wrath of God came upon them, and slew the fattest of them, and smote down the chosen men of Israel. وایشان را در امنیت رهبری کرد تا نترسند و دریادشمنان ایشان را پوشانید. bible_en_fa For all this they sinned still, and believed not for his wondrous works. و ایشان را به حدودمقدس خود آورد، بدین کوهی که به‌دست راست خود تحصیل کرده بود. bible_en_fa Therefore their days did he consume in vanity, and their years in trouble. و امت‌ها را از حضورایشان راند و میراث را برای ایشان به ریسمان تقسیم کرد و اسباط اسرائیل را در خیمه های ایشان ساکن گردانید. bible_en_fa When he slew them, then they sought him: and they returned and inquired early after God. لیکن خدای تعالی را امتحان کرده، بدو فتنه انگیختند و شهادات او را نگاه نداشتند. bible_en_fa And they remembered that God was their rock, and the high God their redeemer. وبرگشته، مثل پدران خود خیانت ورزیدند و مثل کمان خطا کننده منحرف شدند. bible_en_fa Nevertheless they did flatter him with their mouth, and they lied unto him with their tongues. و به مقامهای بلند خود خشم او را به هیجان آوردند و به بتهای خویش غیرت او را جنبش دادند. bible_en_fa For their heart was not right with him, neither were they stedfast in his covenant. چون خدااین را بشنید غضبناک گردید و اسرائیل را به شدت مکروه داشت. bible_en_fa But he, being full of compassion, forgave their iniquity, and destroyed them not: yea, many a time turned he his anger away, and did not stir up all his wrath. پس مسکن شیلو را ترک نمود، آن خیمه‌ای را که در میان آدمیان برپاساخته بود، bible_en_fa For he remembered that they were but flesh; a wind that passeth away, and cometh not again. و (تابوت ) قوت خود را به اسیری داد و جمال خویش را به‌دست دشمن سپرد، bible_en_fa How oft did they provoke him in the wilderness, and grieve him in the desert! وقوم خود را به شمشیر تسلیم نمود و با میراث خود غضبناک گردید. bible_en_fa Yea, they turned back and tempted God, and limited the Holy One of Israel. جوانان ایشان را آتش سوزانید و برای دوشیزگان ایشان سرود نکاح نشد. bible_en_fa They remembered not his hand, nor the day when he delivered them from the enemy. کاهنان ایشان به دم شمشیر افتادند وبیوه های ایشان نوحه گری ننمودند. bible_en_fa How he had wrought his signs in Egypt, and his wonders in the field of Zoan: آنگاه خداوند مثل کسی‌که خوابیده بودبیدار شد، مثل جباری که از شراب می‌خروشد، bible_en_fa And had turned their rivers into blood; and their floods, that they could not drink. و دشمنان خود را به عقب زد و ایشان را عارابدی گردانید. bible_en_fa He sent divers sorts of flies among them, which devoured them; and frogs, which destroyed them. و خیمه یوسف را رد نموده، سبط افرایم را برنگزید. bible_en_fa He gave also their increase unto the caterpiller, and their labour unto the locust. لیکن سبط یهودا رابرگزید و این کوه صهیون را که دوست می‌داشت. bible_en_fa He destroyed their vines with hail, and their sycomore trees with frost. و قدس خود را مثل کوههای بلند بنا کرد، مثل جهان که آن را تا ابدالاباد بنیاد نهاد. bible_en_fa He gave up their cattle also to the hail, and their flocks to hot thunderbolts. و بنده خود داود را برگزید و او را از آغلهای گوسفندان گرفت. bible_en_fa He cast upon them the fierceness of his anger, wrath, and indignation, and trouble, by sending evil angels among them. از عقب میشهای شیرده او را آورد تاقوم او یعقوب و میراث او اسرائیل را رعایت کند.پس ایشان را به حسب کمال دل خود رعایت نمود و ایشان را به مهارت دستهای خویش هدایت کرد. bible_en_fa He made a way to his anger; he spared not their soul from death, but gave their life over to the pestilence; پس ایشان را به حسب کمال دل خود رعایت نمود و ایشان را به مهارت دستهای خویش هدایت کرد. bible_en_fa And smote all the firstborn in Egypt; the chief of their strength in the tabernacles of Ham: ای خدا، امت‌ها به میراث تو داخل شده، هیکل قدس تو را بی‌عصمت ساختند. اورشلیم را خرابه‌ها نمودند. bible_en_fa But made his own people to go forth like sheep, and guided them in the wilderness like a flock. لاشهای بندگانت را به مرغان هوا برای خوراک دادند وگوشت مقدسانت را به وحوش صحرا. bible_en_fa And he led them on safely, so that they feared not: but the sea overwhelmed their enemies. خون ایشان را گرداگرد اورشلیم مثل آب ریختند وکسی نبود که ایشان را دفن کند. bible_en_fa And he brought them to the border of his sanctuary, even to this mountain, which his right hand had purchased. نزد همسایگان خود عار گردیده‌ایم و نزد مجاوران خویش استهزا و سخریه شده‌ایم. bible_en_fa He cast out the heathen also before them, and divided them an inheritance by line, and made the tribes of Israel to dwell in their tents. تا کی‌ای خداوند تا به ابد خشمناک خواهی بود؟ آیا غیرت تو مثل آتش افروخته خواهد شد تا ابدالاباد؟ bible_en_fa Yet they tempted and provoked the most high God, and kept not his testimonies: قهر خودرا بر امت هایی که تو را نمی شناسند بریز و برممالکی که نام تو را نمی خوانند! bible_en_fa But turned back, and dealt unfaithfully like their fathers: they were turned aside like a deceitful bow. زیرا که یعقوب را خورده، و مسکن او را خراب کرده‌اند. bible_en_fa For they provoked him to anger with their high places, and moved him to jealousy with their graven images. گناهان اجداد ما را بر ما بیاد میاور. رحمت های تو بزودی پیش روی ما آید زیرا که بسیار ذلیل شده‌ایم. bible_en_fa When God heard this, he was wroth, and greatly abhorred Israel: ‌ای خدا، ای نجات‌دهنده ما، به‌خاطر جلال نام خود ما را یاری فرما و ما رانجات ده و بخاطر نام خود گناهان ما را بیامرز. bible_en_fa So that he forsook the tabernacle of Shiloh, the tent which he placed among men; چرا امت‌ها گویند که خدای ایشان کجاست؟ انتقام خون بندگانت که ریخته شده است، برامت‌ها در نظر ما معلوم شود. bible_en_fa And delivered his strength into captivity, and his glory into the enemy's hand. ناله اسیران به حضور تو برسد. به حسب عظمت بازوی خود آنانی را که به موت سپرده شده‌اند، برهان. bible_en_fa He gave his people over also unto the sword; and was wroth with his inheritance. وجزای هفت چندان به آغوش همسایگان مارسان، برای اهانتی که به تو کرده‌اند، ای خداوند.پس ما که قوم تو و گوسفندان مرتع تو هستیم، تو را تا به ابد شکر خواهیم گفت و تسبیح تو رانسلا بعد نسل ذکر خواهیم نمود. bible_en_fa The fire consumed their young men; and their maidens were not given to marriage. پس ما که قوم تو و گوسفندان مرتع تو هستیم، تو را تا به ابد شکر خواهیم گفت و تسبیح تو رانسلا بعد نسل ذکر خواهیم نمود. bible_en_fa Their priests fell by the sword; and their widows made no lamentation. ای شبان اسرائیل بشنو! ای که یوسف را مثل گله رعایت می‌کنی! ای که برکروبیین جلوس نموده‌ای، تجلی فرما! bible_en_fa Then the Lord awaked as one out of sleep, and like a mighty man that shouteth by reason of wine. به حضور افرایم و بنیامین و منسی، توانایی خود رابرانگیز و برای نجات ما بیا! bible_en_fa And he smote his enemies in the hinder parts: he put them to a perpetual reproach. ‌ای خدا ما را باز آورو روی خود را روشن کن تا نجات یابیم! bible_en_fa Moreover he refused the tabernacle of Joseph, and chose not the tribe of Ephraim: ‌ای یهوه، خدای صبایوت، تا به کی به دعای قوم خویش غضبناک خواهی بود، bible_en_fa But chose the tribe of Judah, the mount Zion which he loved. نان ماتم رابدیشان می‌خورانی و اشکهای بی‌اندازه بدیشان می‌نوشانی؟ bible_en_fa And he built his sanctuary like high palaces, like the earth which he hath established for ever. ما را محل منازعه همسایگان ماساخته‌ای و دشمنان ما در میان خویش استهزامی نمایند. bible_en_fa He chose David also his servant, and took him from the sheepfolds: ‌ای خدای لشکرها ما را بازآور وروی خود را روشن کن تا نجات یابیم! bible_en_fa From following the ewes great with young he brought him to feed Jacob his people, and Israel his inheritance. موی را ازمصر بیرون آوردی. امت‌ها را بیرون کرده، آن راغرس نمودی. bible_en_fa So he fed them according to the integrity of his heart; and guided them by the skilfulness of his hands. پیش روی آن را وسعت دادی. پس ریشه خود را نیکو زده، زمین را پر ساخت. bible_en_fa O God, the heathen are come into thine inheritance; thy holy temple have they defiled; they have laid Jerusalem on heaps. کوهها به سایه‌اش پوشانیده شد و سروهای آزاد خدا به شاخه هایش. bible_en_fa The dead bodies of thy servants have they given to be meat unto the fowls of the heaven, the flesh of thy saints unto the beasts of the earth. شاخه های خود را تابه دریا پهن کرد و فرعهای خویش را تا به نهر. bible_en_fa Their blood have they shed like water round about Jerusalem; and there was none to bury them. پس چرا دیوارهایش را شکسته‌ای که هر راهگذری آن را می‌چیند؟ bible_en_fa We are become a reproach to our neighbours, a scorn and derision to them that are round about us. گرازهای جنگل آن را ویران می‌کنند و وحوش صحرا آن رامی چرند. bible_en_fa How long, LORD? wilt thou be angry for ever? shall thy jealousy burn like fire? ‌ای خدای لشکرها رجوع کرده، از آسمان نظر کن و ببین و از این مو تفقد نما bible_en_fa Pour out thy wrath upon the heathen that have not known thee, and upon the kingdoms that have not called upon thy name. و از این نهالی که دست راست تو غرس کرده است و از آن پسری که برای خویشتن قوی ساخته‌ای! bible_en_fa For they have devoured Jacob, and laid waste his dwelling place. مثل هیزم در آتش سوخته شده و از عتاب روی تو تباه گردیده‌اند! bible_en_fa O remember not against us former iniquities: let thy tender mercies speedily prevent us: for we are brought very low. دست تو بر مرد دست راست توباشد و بر پسر آدم که او را برای خویشتن قوی ساخته‌ای. bible_en_fa Help us, O God of our salvation, for the glory of thy name: and deliver us, and purge away our sins, for thy name's sake. و ما از تو رو نخواهیم تافت. ما راحیات بده تا نام تو را بخوانیم.‌ای یهوه، خدای لشکرها ما را بازآور و روی خود را روشن ساز تانجات یابیم. bible_en_fa Wherefore should the heathen say, Where is their God? let him be known among the heathen in our sight by the revenging of the blood of thy servants which is shed. ‌ای یهوه، خدای لشکرها ما را بازآور و روی خود را روشن ساز تانجات یابیم. bible_en_fa Let the sighing of the prisoner come before thee; according to the greatness of thy power preserve thou those that are appointed to die; ترنم نمایید برای خدایی که قوت ماست. برای خدای یعقوب آوازشادمانی دهید! bible_en_fa And render unto our neighbours sevenfold into their bosom their reproach, wherewith they have reproached thee, O Lord. سرود را بلند کنید و دف رابیاورید و بربط دلنواز را با رباب! bible_en_fa So we thy people and sheep of thy pasture will give thee thanks for ever: we will shew forth thy praise to all generations. کرنا را بنوازیددر اول ماه، در ماه تمام و در روز عید ما. bible_en_fa Give ear, O Shepherd of Israel, thou that leadest Joseph like a flock; thou that dwellest between the cherubims, shine forth. زیرا که این فریضه‌ای است در اسرائیل و حکمی ازخدای یعقوب. bible_en_fa Before Ephraim and Benjamin and Manasseh stir up thy strength, and come and save us. این را شهادتی در یوسف تعیین فرمود، چون بر زمین مصر بیرون رفت، جایی که لغتی را که نفهمیده بودم شنیدم: bible_en_fa Turn us again, O God, and cause thy face to shine; and we shall be saved. «دوش او را از بار سنگین آزاد ساختم ودستهای او از سبد رها شد. bible_en_fa O LORD God of hosts, how long wilt thou be angry against the prayer of thy people? در تنگی استدعانمودی و تو را خلاصی دادم. در ستر رعد، تو رااجابت کردم و تو را نزد آب مریبه امتحان نمودم. bible_en_fa Thou feedest them with the bread of tears; and givest them tears to drink in great measure. «ای قوم من بشنو و تو را تاکید می‌کنم. وای اسرائیل اگر به من گوش دهی. bible_en_fa Thou makest us a strife unto our neighbours: and our enemies laugh among themselves. در میان توخدای غیر نباشد و نزد خدای بیگانه سجده منما. bible_en_fa Turn us again, O God of hosts, and cause thy face to shine; and we shall be saved. من یهوه خدای تو هستم که تو را از زمین مصربرآوردم. دهان خود را نیکو باز کن و آن را پرخواهم ساخت. bible_en_fa Thou hast brought a vine out of Egypt: thou hast cast out the heathen, and planted it. لیکن قوم من سخن مرانشنیدند و اسرائیل مرا ابا نمودند. bible_en_fa Thou preparedst room before it, and didst cause it to take deep root, and it filled the land. پس ایشان را به سختی دلشان ترک کردم که به مشورتهای خود سلوک نمایند. bible_en_fa The hills were covered with the shadow of it, and the boughs thereof were like the goodly cedars. ‌ای کاش که قوم من به من گوش می‌گرفتند و اسرائیل در طریقهای من سالک می‌بودند. bible_en_fa She sent out her boughs unto the sea, and her branches unto the river. آنگاه دشمنان ایشان رابزودی به زیر می‌انداختم و دست خود رابرخصمان ایشان برمی گردانیدم. bible_en_fa Why hast thou then broken down her hedges, so that all they which pass by the way do pluck her? آنانی که ازخداوند نفرت دارند بدو گردن می‌نهادند. اما زمان ایشان باقی می‌بود تا ابدالاباد.ایشان را به نیکوترین گندم می‌پرورد؛ و تو را به عسل ازصخره سیر می‌کردم.» bible_en_fa The boar out of the wood doth waste it, and the wild beast of the field doth devour it. ایشان را به نیکوترین گندم می‌پرورد؛ و تو را به عسل ازصخره سیر می‌کردم.» bible_en_fa Return, we beseech thee, O God of hosts: look down from heaven, and behold, and visit this vine; خدا در جماعت خدا ایستاده است. درمیان خدایان داوری می‌کند: bible_en_fa And the vineyard which thy right hand hath planted, and the branch that thou madest strong for thyself. «تا به کی به بی‌انصافی داوری خواهید کرد و شریران راطرفداری خواهید نمود؟ سلاه. bible_en_fa It is burned with fire, it is cut down: they perish at the rebuke of thy countenance. فقیران و یتیمان را دادرسی بکنید. مظلومان و مسکینان را انصاف دهید. bible_en_fa Let thy hand be upon the man of thy right hand, upon the son of man whom thou madest strong for thyself. مظلومان و فقیران را برهانید و ایشان را ازدست شریران خلاصی دهید. bible_en_fa So will not we go back from thee: quicken us, and we will call upon thy name. «نمی دانند و نمی فهمند و در تاریکی راه می‌روند و جمیع اساس زمین متزلزل می‌باشد. bible_en_fa Turn us again, O LORD God of hosts, cause thy face to shine; and we shall be saved. من گفتم که شما خدایانید و جمیع شما فرزندان حضرت اعلی. bible_en_fa Sing aloud unto God our strength: make a joyful noise unto the God of Jacob. لیکن مثل آدمیان خواهید مرد وچون یکی از سروران خواهید افتاد!»‌ای خدا برخیز و جهان را داوری فرما زیراکه تو تمامی امت‌ها را متصرف خواهی شد. bible_en_fa Take a psalm, and bring hither the timbrel, the pleasant harp with the psaltery. ‌ای خدا برخیز و جهان را داوری فرما زیراکه تو تمامی امت‌ها را متصرف خواهی شد. bible_en_fa Blow up the trumpet in the new moon, in the time appointed, on our solemn feast day. ای خدا تو را خاموشی نباشد! ای خداساکت مباش و میارام! bible_en_fa For this was a statute for Israel, and a law of the God of Jacob. زیرا اینک دشمنانت شورش می‌کنند و آنانی که از تو نفرت دارند، سر خود را برافراشته‌اند. bible_en_fa This he ordained in Joseph for a testimony, when he went out through the land of Egypt: where I heard a language that I understood not. بر قوم تو مکایدمی اندیشند وبر پناه آوردگان تو مشورت می‌کنند. bible_en_fa I removed his shoulder from the burden: his hands were delivered from the pots. و می‌گویند: «بیایید ایشان را هلاک کنیم تا قومی نباشند و نام اسرائیل دیگر مذکور نشود.» bible_en_fa Thou calledst in trouble, and I delivered thee; I answered thee in the secret place of thunder: I proved thee at the waters of Meribah. Selah. زیرا به یک دل با هم مشورت می‌کنند و برضد تو عهد بسته‌اند. bible_en_fa Hear, O my people, and I will testify unto thee: O Israel, if thou wilt hearken unto me; خیمه های ادوم واسماعیلیان و موآب و هاجریان. bible_en_fa There shall no strange god be in thee; neither shalt thou worship any strange god. جبال و عمون و عمالیق و فلسطین با ساکنان صور. bible_en_fa I am the LORD thy God, which brought thee out of the land of Egypt: open thy mouth wide, and I will fill it. آشور نیز باایشان متفق شدند و بازویی برای بنی لوطگردیدند، سلاه. bible_en_fa But my people would not hearken to my voice; and Israel would none of me. بدیشان عمل نما چنانکه به مدیان کردی. چنانکه به سیسرا و یابین در وادی قیشون. bible_en_fa So I gave them up unto their own hearts' lust: and they walked in their own counsels. که در عیندور هلاک شدند و سرگین برای زمین گردیدند. bible_en_fa Oh that my people had hearkened unto me, and Israel had walked in my ways! سروران ایشان را مثل غراب و ذئب گردان و جمیع امرای ایشان را مثل ذبح وصلمناع. bible_en_fa I should soon have subdued their enemies, and turned my hand against their adversaries. که می‌گفتند: «مساکن خدا را برای خویشتن تصرف نماییم.» bible_en_fa The haters of the LORD should have submitted themselves unto him: but their time should have endured for ever. ‌ای خدای من، ایشان را چون غبار گردبادبساز و مانند کاه پیش روی باد. bible_en_fa He should have fed them also with the finest of the wheat: and with honey out of the rock should I have satisfied thee. مثل آتشی که جنگل را می‌سوزاند و مثل شعله‌ای که کوهها را مشتعل می‌سازد. bible_en_fa God standeth in the congregation of the mighty; he judgeth among the gods. همچنان ایشان را به تند بادخود بران و به طوفان خویش ایشان را آشفته گردان. bible_en_fa How long will ye judge unjustly, and accept the persons of the wicked? Selah. رویهای ایشان را به ذلت پر کن تا نام تورا‌ای خداوند بطلبند. bible_en_fa Defend the poor and fatherless: do justice to the afflicted and needy. خجل و پریشان بشوندتا ابدالاباد و شرمنده و هلاک گردند.و بدانندتو که اسمت یهوه می‌باشد، به تنها بر تمامی زمین متعال هستی. bible_en_fa Deliver the poor and needy: rid them out of the hand of the wicked. و بدانندتو که اسمت یهوه می‌باشد، به تنها بر تمامی زمین متعال هستی. bible_en_fa They know not, neither will they understand; they walk on in darkness: all the foundations of the earth are out of course. ای یهوه صبایوت، چه دل پذیر است مسکنهای تو! bible_en_fa I have said, Ye are gods; and all of you are children of the most High. جان من مشتاق بلکه کاهیده شده است برای صحنهای خداوند. دلم وجسدم برای خدای حی صیحه می‌زند. bible_en_fa But ye shall die like men, and fall like one of the princes. گنجشک نیز برای خود خانه‌ای پیدا کرده است و پرستوک برای خویشتن آشیانه‌ای تا بچه های خود را در آن بگذارد، در مذبح های تو‌ای یهوه صبایوت که پادشاه من و خدای من هستی. bible_en_fa Arise, O God, judge the earth: for thou shalt inherit all nations. خوشابحال آنانی که در خانه تو ساکنند که تو رادائم تسبیح می‌خوانند، سلاه. bible_en_fa Keep not thou silence, O God: hold not thy peace, and be not still, O God. خوشابحال مردمانی که قوت ایشان در تو است و طریق های تو در دلهای ایشان. bible_en_fa For, lo, thine enemies make a tumult: and they that hate thee have lifted up the head. چون از وادی بکا عبورمی کنند، آن را چشمه می‌سازند و باران آن را به برکات می‌پوشاند. bible_en_fa They have taken crafty counsel against thy people, and consulted against thy hidden ones. از قوت تا قوت می‌خرامند وهر یک از ایشان در صهیون نزد خدا حاضرمی شوند. bible_en_fa They have said, Come, and let us cut them off from being a nation; that the name of Israel may be no more in remembrance. ‌ای یهوه خدای لشکرها! دعای مرا بشنو! ای خدای یعقوب گوش خود را فراگیر! سلاه. bible_en_fa For they have consulted together with one consent: they are confederate against thee: ‌ای خدایی که سپر ما هستی، ببین و به روی مسیح خود نظر انداز. bible_en_fa The tabernacles of Edom, and the Ishmaelites; of Moab, and the Hagarenes; زیرا یک روز درصحنهای تو بهتر است از هزار. ایستادن بر آستانه خانه خدای خود را بیشتر می‌پسندم از ساکن شدن در خیمه های اشرار. bible_en_fa Gebal, and Ammon, and Amalek; the Philistines with the inhabitants of Tyre; زیرا که یهوه خداآفتاب و سپر است. خداوند فیض و جلال خواهدداد. و هیچ‌چیز نیکو را منع نخواهد کرد از آنانی که به راستی سالک باشند.‌ای یهوه صبایوت، خوشابحال کسی‌که بر تو توکل دارد. bible_en_fa Assur also is joined with them: they have holpen the children of Lot. Selah. ‌ای یهوه صبایوت، خوشابحال کسی‌که بر تو توکل دارد. bible_en_fa Do unto them as unto the Midianites; as to Sisera, as to Jabin, at the brook of Kison: ای خداوند از زمین خود راضی شده‌ای. اسیری یعقوب را بازآورده‌ای. bible_en_fa Which perished at Endor: they became as dung for the earth. عصیان قوم خود را عفو کرده‌ای. تمامی گناهان ایشان را پوشانیده‌ای، سلاه. bible_en_fa Make their nobles like Oreb, and like Zeeb: yea, all their princes as Zebah, and as Zalmunna: تمامی غضب خود را برداشته، و از حدت خشم خویش رجوع کرده‌ای. bible_en_fa Who said, Let us take to ourselves the houses of God in possession. ‌ای خدای نجات ما، مارا برگردان. و غیظ خود را از ما بردار. bible_en_fa O my God, make them like a wheel; as the stubble before the wind. آیا تا به ابدبا ما غضبناک خواهی بود؟ و خشم خویش رانسلا بعد نسل طول خواهی داد؟ bible_en_fa As the fire burneth a wood, and as the flame setteth the mountains on fire; آیا برگشته مارا حیات نخواهی داد تا قوم تو در تو شادی نمایند؟ bible_en_fa So persecute them with thy tempest, and make them afraid with thy storm. ‌ای خداوند رحمت خود را بر ما ظاهر کن ونجات خویش را به ما عطا فرما. bible_en_fa Fill their faces with shame; that they may seek thy name, O LORD. آنچه خدا یهوه می‌گوید خواهم شنید زیرا به قوم خود و به مقدسان خویش به سلامتی خواهد گفت تا بسوی جهالت برنگردند. bible_en_fa Let them be confounded and troubled for ever; yea, let them be put to shame, and perish: یقین نجات او به ترسندگان اونزدیک است تا جلال در زمین ما ساکن شود. bible_en_fa That men may know that thou, whose name alone is JEHOVAH, art the most high over all the earth. رحمت و راستی با هم ملاقات کرده‌اند. عدالت و سلامتی یکدیگر را بوسیده‌اند. bible_en_fa How amiable are thy tabernacles, O LORD of hosts! راستی، از زمین خواهد رویید و عدالت، ازآسمان خواهد نگریست. bible_en_fa My soul longeth, yea, even fainteth for the courts of the LORD: my heart and my flesh crieth out for the living God. خداوند نیزچیزهای نیکو را خواهد بخشید و زمین مامحصول خود را خواهد داد.عدالت پیش روی او خواهد خرامید و آثار خود را طریقی خواهد ساخت. bible_en_fa Yea, the sparrow hath found an house, and the swallow a nest for herself, where she may lay her young, even thine altars, O LORD of hosts, my King, and my God. عدالت پیش روی او خواهد خرامید و آثار خود را طریقی خواهد ساخت. bible_en_fa Blessed are they that dwell in thy house: they will be still praising thee. Selah. ای خداوند گوش خود را فراگرفته، مرامستجاب فرما زیرا مسکین و نیازمندهستم! bible_en_fa Blessed is the man whose strength is in thee; in whose heart are the ways of them. جان مرا نگاه دار زیرا من متقی هستم. ای خدای من، بنده خود را که بر تو توکل دارد، نجات بده. bible_en_fa Who passing through the valley of Baca make it a well; the rain also filleth the pools. ‌ای خداوند بر من کرم فرما زیرا که تمامی روز تو را می‌خوانم! bible_en_fa They go from strength to strength, every one of them in Zion appeareth before God. جان بنده خود را شادمان گردان زیرا‌ای خداوند جان خود را نزد توبرمی دارم. bible_en_fa O LORD God of hosts, hear my prayer: give ear, O God of Jacob. Selah. زیرا تو‌ای خداوند، نیکو و غفارهستی و بسیار رحیم برای آنانی که تو رامی خوانند. bible_en_fa Behold, O God our shield, and look upon the face of thine anointed. ‌ای خداوند دعای مرا اجابت فرما وبه آواز تضرع من توجه نما! bible_en_fa For a day in thy courts is better than a thousand. I had rather be a doorkeeper in the house of my God, than to dwell in the tents of wickedness. در روز تنگی خودتو را خواهم خواند زیرا که مرا مستجاب خواهی فرمود. bible_en_fa For the LORD God is a sun and shield: the LORD will give grace and glory: no good thing will he withhold from them that walk uprightly. ‌ای خداوند در میان خدایان مثل تونیست و کاری مثل کارهای تو نی. bible_en_fa O LORD of hosts, blessed is the man that trusteth in thee. ‌ای خداوندهمه امت هایی که آفریده‌ای آمده، به حضور توسجده خواهند کرد و نام تو را تمجید خواهندنمود. bible_en_fa LORD, thou hast been favourable unto thy land: thou hast brought back the captivity of Jacob. زیرا که تو بزرگ هستی و کارهای عجیب می‌کنی. تو تنها خدا هستی. bible_en_fa Thou hast forgiven the iniquity of thy people, thou hast covered all their sin. Selah. ‌ای خداوند طریق خود را به من بیاموز تا درراستی تو سالک شوم. دل مرا واحد ساز تا از نام تو ترسان باشم. bible_en_fa Thou hast taken away all thy wrath: thou hast turned thyself from the fierceness of thine anger. ‌ای خداوند خدای من تو را به تمامی دل حمد خواهم گفت و نام تو را تمجیدخواهم کرد تا ابدالاباد. bible_en_fa Turn us, O God of our salvation, and cause thine anger toward us to cease. زیرا که رحمت تو به من عظیم است و جان مرا از هاویه اسفل رهانیده‌ای. bible_en_fa Wilt thou be angry with us for ever? wilt thou draw out thine anger to all generations? ‌ای خدا متکبران بر من برخاسته اندو گروهی از ظالمان قصد جان من دارند و تو را در مد نظر خود نمی آورند. bible_en_fa Wilt thou not revive us again: that thy people may rejoice in thee? و تو‌ای خداوندخدای رحیم و کریم هستی. دیر غضب و پر ازرحمت و راستی. bible_en_fa Shew us thy mercy, O LORD, and grant us thy salvation. بسوی من التفات کن و بر من کرم فرما. قوت خود را به بنده ات بده و پسر کنیزخود را نجات‌بخش.علامت خوبی را به من بنما تا آنانی که از من نفرت دارند آن را دیده، خجل شوند زیرا که تو‌ای خداوند مرا اعانت کرده و تسلی داده‌ای. bible_en_fa I will hear what God the LORD will speak: for he will speak peace unto his people, and to his saints: but let them not turn again to folly. علامت خوبی را به من بنما تا آنانی که از من نفرت دارند آن را دیده، خجل شوند زیرا که تو‌ای خداوند مرا اعانت کرده و تسلی داده‌ای. bible_en_fa Surely his salvation is nigh them that fear him; that glory may dwell in our land. اساس او در کوههای مقدس است. bible_en_fa Mercy and truth are met together; righteousness and peace have kissed each other. خداوند دروازه های صهیون رادوست می‌دارد، بیشتر از جمیع مسکن های یعقوب. bible_en_fa Truth shall spring out of the earth; and righteousness shall look down from heaven. سخنهای مجید درباره تو گفته می‌شود، ای شهر خدا! سلاه. bible_en_fa Yea, the LORD shall give that which is good; and our land shall yield her increase. رهب و بابل را ازشناسندگان خود ذکر خواهم کرد. اینک فلسطین و صور و حبش، این در آنجا متولد شده است. bible_en_fa Righteousness shall go before him; and shall set us in the way of his steps. ودرباره صهیون گفته خواهد شد که این و آن در آن متولد شده‌اند. و خود حضرت اعلی آن را استوارخواهد نمود. bible_en_fa Bow down thine ear, O LORD, hear me: for I am poor and needy. خداوند چون امت‌ها رامی نویسد، ثبت خواهد کرد که این در آنجا متولدشده است، سلاه.مغنیان و رقص کنندگان نیز. جمیع چشمه های من در تو است. bible_en_fa Preserve my soul; for I am holy: O thou my God, save thy servant that trusteth in thee. مغنیان و رقص کنندگان نیز. جمیع چشمه های من در تو است. bible_en_fa Be merciful unto me, O Lord: for I cry unto thee daily. ای یهوه خدای نجات من، شب و روزنزد تو فریاد کرده‌ام. bible_en_fa Rejoice the soul of thy servant: for unto thee, O Lord, do I lift up my soul. دعای من به حضور تو برسد، به ناله من گوش خود را فراگیر. bible_en_fa For thou, Lord, art good, and ready to forgive; and plenteous in mercy unto all them that call upon thee. زیرا که جان من از بلایا پر شده است وزندگانی‌ام به قبر نزدیک گردیده. bible_en_fa Give ear, O LORD, unto my prayer; and attend to the voice of my supplications. از فروروندگان به هاویه شمرده شده‌ام و مثل مرد بی‌قوت گشته‌ام. bible_en_fa In the day of my trouble I will call upon thee: for thou wilt answer me. در میان مردگان منفرد شده، مثل کشتگان که در قبر خوابیده‌اند، که ایشان را دیگربه یاد نخواهی آورد و از دست تو منقطع شده‌اند. bible_en_fa Among the gods there is none like unto thee, O Lord; neither are there any works like unto thy works. مرا در هاویه اسفل گذاشته‌ای، در ظلمت درژرفیها. bible_en_fa All nations whom thou hast made shall come and worship before thee, O Lord; and shall glorify thy name. خشم تو بر من سنگین شده است و به همه امواج خود مرا مبتلا ساخته‌ای، سلاه. bible_en_fa For thou art great, and doest wondrous things: thou art God alone. آشنایانم را از من دور کرده، و مرا مکروه ایشان گردانیده‌ای محبوس شده، بیرون نمی توانم آمد. bible_en_fa Teach me thy way, O LORD; I will walk in thy truth: unite my heart to fear thy name. چشمانم از مذلت کاهیده شد. ای خداوند، نزدتو فریاد کرده‌ام تمامی روز. دستهای خود را به تودراز کرده‌ام. bible_en_fa I will praise thee, O Lord my God, with all my heart: and I will glorify thy name for evermore. آیا برای مردگان کاری عجیب خواهی کرد؟ مگر مردگان برخاسته، تو را حمد خواهندگفت؟ سلاه. bible_en_fa For great is thy mercy toward me: and thou hast delivered my soul from the lowest hell. آیا رحمت تو در قبر مذکورخواهد شد؟ و امانت تو در هلاکت؟ bible_en_fa O God, the proud are risen against me, and the assemblies of violent men have sought after my soul; and have not set thee before them. آیا کارعجیب تو در ظلمت اعلام می‌شود و عدالت تودر زمین فراموشی؟ bible_en_fa But thou, O Lord, art a God full of compassion, and gracious, longsuffering, and plenteous in mercy and truth. و اما من نزد تو‌ای خداوندفریاد برآورده‌ام و بامدادان دعای من در‌پیش تومی آید. bible_en_fa O turn unto me, and have mercy upon me; give thy strength unto thy servant, and save the son of thine handmaid. ‌ای خداوند چرا جان مرا ترک کرده، وروی خود را از من پنهان نموده‌ای. bible_en_fa Shew me a token for good; that they which hate me may see it, and be ashamed: because thou, LORD, hast holpen me, and comforted me. من مستمندو از طفولیت مشرف بر موت شده‌ام. ترسهای تورا متحمل شده، متحیر گردیده‌ام. bible_en_fa His foundation is in the holy mountains. حدت خشم تو بر من گذشته است و خوف های تو مراهلاک ساخته. bible_en_fa The LORD loveth the gates of Zion more than all the dwellings of Jacob. مثل آب دور مرا گرفته است تمامی روز و مرا از هر سو احاطه نموده.یاران و دوستان را از من دور کرده‌ای و آشنایانم را در تاریکی. bible_en_fa Glorious things are spoken of thee, O city of God. Selah. یاران و دوستان را از من دور کرده‌ای و آشنایانم را در تاریکی. bible_en_fa I will make mention of Rahab and Babylon to them that know me: behold Philistia, and Tyre, with Ethiopia; this man was born there. رحمت های خداوند را تا به ابد خواهم سرایید. امانت تو را به دهان خود نسلابعد نسل اعلام خواهم کرد. bible_en_fa And of Zion it shall be said, This and that man was born in her: and the highest himself shall establish her. زیرا گفتم رحمت بنا خواهد شد تا ابدالاباد و امانت خویش را درافلاک پایدار خواهی ساخت. bible_en_fa The LORD shall count, when he writeth up the people, that this man was born there. Selah. با برگزیده خودعهد بسته‌ام. برای بنده خویش داود قسم خورده‌ام. bible_en_fa As well the singers as the players on instruments shall be there: all my springs are in thee. که ذریت تو را پایدار خواهم ساخت تا ابدالاباد و تخت تو را نسلا بعد نسل بنا خواهم نمود، سلاه. bible_en_fa O LORD God of my salvation, I have cried day and night before thee: و آسمانها کارهای عجیب تو را‌ای خداوند تمجید خواهند کرد و امانت تو را درجماعت مقدسان. bible_en_fa Let my prayer come before thee: incline thine ear unto my cry; زیرا کیست در آسمانها که باخداوند برابری تواند کرد؟ و از فرزندان زورآوران که را با خداوند تشبیه توان نمود؟ bible_en_fa For my soul is full of troubles: and my life draweth nigh unto the grave. خدا بی‌نهایت مهیب است در جماعت مقدسان و ترسناک است بر آنانی که گرداگرد او هستند. bible_en_fa I am counted with them that go down into the pit: I am as a man that hath no strength: ‌ای یهوه خدای لشکرها! کیست‌ای یاه قدیرمانند تو؟ و امانت تو، تو را احاطه می‌کند. bible_en_fa Free among the dead, like the slain that lie in the grave, whom thou rememberest no more: and they are cut off from thy hand. برتکبر دریا تو مسلط هستی. چون امواجش بلندمی شود، آنها را ساکن می‌گردانی. bible_en_fa Thou hast laid me in the lowest pit, in darkness, in the deeps. رهب را مثل کشته شده خرد شکسته‌ای. به بازوی زورآورخویش دشمنانت را پراکنده نموده‌ای. bible_en_fa Thy wrath lieth hard upon me, and thou hast afflicted me with all thy waves. Selah. آسمان از آن تو است و زمین نیز از آن تو. ربع مسکون وپری آن را تو بنیاد نهاده‌ای. bible_en_fa Thou hast put away mine acquaintance far from me; thou hast made me an abomination unto them: I am shut up, and I cannot come forth. شمال و جنوب راتو آفریده‌ای. تابور و حرمون به نام تو شادی می‌کنند. bible_en_fa Mine eye mourneth by reason of affliction: LORD, I have called daily upon thee, I have stretched out my hands unto thee. بازوی تو با قوت است. دست توزورآور است و دست راست تو متعال. bible_en_fa Wilt thou shew wonders to the dead? shall the dead arise and praise thee? Selah. عدالت و انصاف اساس تخت تو است. رحمت و راستی پیش روی تو می‌خرامند. bible_en_fa Shall thy lovingkindness be declared in the grave? or thy faithfulness in destruction? خوشابحال قومی که آواز شادمانی رامی دانند. در نور روی تو‌ای خداوند خواهندخرامید. bible_en_fa Shall thy wonders be known in the dark? and thy righteousness in the land of forgetfulness? در نام تو شادمان خواهند شد تمامی روز و در عدالت تو سرافراشته خواهند گردید. bible_en_fa But unto thee have I cried, O LORD; and in the morning shall my prayer prevent thee. زیرا که فخر قوت ایشان تو هستی و به رضامندی تو شاخ ما مرتفع خواهد شد. bible_en_fa LORD, why castest thou off my soul? why hidest thou thy face from me? زیراکه سپر ما از آن خداوند است و پادشاه ما از آن قدوس اسرائیل. bible_en_fa I am afflicted and ready to die from my youth up: while I suffer thy terrors I am distracted. آنگاه در عالم رویا به مقدس خود خطاب کرده، گفتی که نصرت را بر مردی زورآور نهادم و برگزیده‌ای از قوم را ممتاز کردم. bible_en_fa Thy fierce wrath goeth over me; thy terrors have cut me off. بنده خود داود را یافتم و او را به روغن مقدس خود مسح کردم. bible_en_fa They came round about me daily like water; they compassed me about together. که دست من با او استوارخواهد شد. بازوی من نیز او را قوی خواهدگردانید. bible_en_fa Lover and friend hast thou put far from me, and mine acquaintance into darkness. دشمنی بر او ستم نخواهد کرد و هیچ پسر ظلم بدو اذیت نخواهد رسانید. bible_en_fa I will sing of the mercies of the LORD for ever: with my mouth will I make known thy faithfulness to all generations. و خصمان او را پیش روی وی خواهم گرفت و آنانی را که ازاو نفرت دارند مبتلا خواهم گردانید. bible_en_fa For I have said, Mercy shall be built up for ever: thy faithfulness shalt thou establish in the very heavens. و امانت ورحمت من با وی خواهد بود و در نام من شاخ اومرتفع خواهد شد. bible_en_fa I have made a covenant with my chosen, I have sworn unto David my servant, دست او را بر دریا مستولی خواهم ساخت و دست راست او را بر نهرها. bible_en_fa Thy seed will I establish for ever, and build up thy throne to all generations. Selah. او مرا خواهد خواند که تو پدر من هستی، خدای من و صخره نجات من. bible_en_fa And the heavens shall praise thy wonders, O LORD: thy faithfulness also in the congregation of the saints. من نیز او رانخست زاده خود خواهم ساخت، بلندتر ازپادشاهان جهان. bible_en_fa For who in the heaven can be compared unto the LORD? who among the sons of the mighty can be likened unto the LORD? رحمت خویش را برای وی نگاه خواهم داشت تا ابدالاباد و عهد من با اواستوار خواهد بود. bible_en_fa God is greatly to be feared in the assembly of the saints, and to be had in reverence of all them that are about him. و ذریت وی را باقی خواهم داشت تا ابدالاباد و تخت او را مثل روزهای آسمان. bible_en_fa O LORD God of hosts, who is a strong LORD like unto thee? or to thy faithfulness round about thee? اگر فرزندانش شریعت مرا ترک کنند، و دراحکام من سلوک ننمایند، bible_en_fa Thou rulest the raging of the sea: when the waves thereof arise, thou stillest them. اگر فرایض مرابشکنند، و اوامر مرا نگاه ندارند، bible_en_fa Thou hast broken Rahab in pieces, as one that is slain; thou hast scattered thine enemies with thy strong arm. آنگاه معصیت ایشان را به عصا تادیب خواهم نمود وگناه ایشان را به تازیانه‌ها. bible_en_fa The heavens are thine, the earth also is thine: as for the world and the fulness thereof, thou hast founded them. لیکن رحمت خود رااز او برنخواهم داشت و امانت خویش را باطل نخواهم ساخت. bible_en_fa The north and the south thou hast created them: Tabor and Hermon shall rejoice in thy name. عهد خود را نخواهم شکست و آنچه را از دهانم صادر شد تغییر نخواهم داد. bible_en_fa Thou hast a mighty arm: strong is thy hand, and high is thy right hand. یک چیز را به قدوسیت خود قسم خوردم و به داود هرگز دروغ نخواهم گفت. bible_en_fa Justice and judgment are the habitation of thy throne: mercy and truth shall go before thy face. که ذریت اوباقی خواهد بود تا ابدالاباد و تخت او به حضورمن مثل آفتاب، bible_en_fa Blessed is the people that know the joyful sound: they shall walk, O LORD, in the light of thy countenance. مثل ماه ثابت خواهد بود تاابدالاباد و مثل شاهد امین در آسمان، سلاه. bible_en_fa In thy name shall they rejoice all the day: and in thy righteousness shall they be exalted. لیکن تو ترک کرده‌ای و دور انداخته‌ای و بامسیح خود غضبناک شده‌ای. bible_en_fa For thou art the glory of their strength: and in thy favour our horn shall be exalted. عهد بنده خودرا باطل ساخته‌ای و تاج او را بر زمین انداخته، بی‌عصمت کرده‌ای. bible_en_fa For the LORD is our defence; and the Holy One of Israel is our king. جمیع حصارهایش راشکسته و قلعه های او را خراب نموده‌ای. bible_en_fa Then thou spakest in vision to thy holy one, and saidst, I have laid help upon one that is mighty; I have exalted one chosen out of the people. همه راه گذران او را تاراج می‌کنند و او نزد همسایگان خود عار گردیده است. bible_en_fa I have found David my servant; with my holy oil have I anointed him: دست راست خصمان او را برافراشته، و همه دشمنانش را مسرورساخته‌ای. bible_en_fa With whom my hand shall be established: mine arm also shall strengthen him. دم شمشیر او را نیز برگردانیده‌ای واو را در جنگ پایدار نساخته‌ای. bible_en_fa The enemy shall not exact upon him; nor the son of wickedness afflict him. جلال او راباطل ساخته و تخت او را به زمین انداخته‌ای. bible_en_fa And I will beat down his foes before his face, and plague them that hate him. ایام شبابش را کوتاه کرده، و او را به خجالت پوشانیده‌ای، سلاه. bible_en_fa But my faithfulness and my mercy shall be with him: and in my name shall his horn be exalted. تا به کی‌ای خداوند خود را تا به ابد پنهان خواهی کرد و غضب تو مثل آتش افروخته خواهد شد؟ bible_en_fa I will set his hand also in the sea, and his right hand in the rivers. به یاد آور که ایام حیاتم چه کم است. چرا تمامی بنی آدم را برای بطالت آفریده‌ای؟ bible_en_fa He shall cry unto me, Thou art my father, my God, and the rock of my salvation. کدام آدمی زنده است که موت رانخواهد دید؟ و جان خویش را از دست قبرخلاص خواهد ساخت؟ سلاه. bible_en_fa Also I will make him my firstborn, higher than the kings of the earth. ‌ای خداوندرحمت های قدیم تو کجاست؟ که برای داود به امانت خود قسم خوردی. bible_en_fa My mercy will I keep for him for evermore, and my covenant shall stand fast with him. ‌ای خداوند ملامت بنده خود را به یاد آور که آن را از قومهای بسیاردر سینه خود متحمل می‌باشم. bible_en_fa His seed also will I make to endure for ever, and his throne as the days of heaven. که دشمنان توای خداوند ملامت کرده‌اند، یعنی آثار مسیح تورا ملامت نموده‌اند.خداوند متبارک باد تاابدالاباد. آمین و آمین. bible_en_fa If his children forsake my law, and walk not in my judgments; خداوند متبارک باد تاابدالاباد. آمین و آمین. bible_en_fa If they break my statutes, and keep not my commandments; ای خداوند مسکن ما تو بوده‌ای، درجمیع نسل‌ها، bible_en_fa Then will I visit their transgression with the rod, and their iniquity with stripes. قبل از آنکه کوهها به وجود آید و زمین ربع مسکون را بیافرینی. از ازل تا به ابد تو خدا هستی. bible_en_fa Nevertheless my lovingkindness will I not utterly take from him, nor suffer my faithfulness to fail. انسان را به غباربرمی گردانی، و می‌گویی‌ای بنی آدم رجوع نمایید. bible_en_fa My covenant will I not break, nor alter the thing that is gone out of my lips. زیرا که هزار سال در نظر تو مثل دیروزاست که گذشته باشد و مثل پاسی از شب. bible_en_fa Once have I sworn by my holiness that I will not lie unto David. مثل سیلاب ایشان را رفته‌ای و مثل خواب شده‌اند. بامدادان مثل گیاهی که می‌روید. bible_en_fa His seed shall endure forever, and his throne as the sun before me. بامدادان می‌شکفد و می‌روید. شامگاهان بریده و پژمرده می‌شود. bible_en_fa It shall be established for ever as the moon, and as a faithful witness in heaven. Selah. زیرا که در غضب تو کاهیده می‌شویم ودر خشم تو پریشان می‌گردیم. bible_en_fa But thou hast cast off and abhorred, thou hast been wroth with thine anointed. چونکه گناهان مارا در نظر خود گذارده‌ای و خفایای ما را در نورروی خویش. bible_en_fa Thou hast made void the covenant of thy servant: thou hast profaned his crown by casting it to the ground. زیرا که تمام روزهای ما در خشم تو سپری شد و سالهای خود را مثل خیالی بسر برده‌ایم. bible_en_fa Thou hast broken down all his hedges; thou hast brought his strong holds to ruin. ایام عمر ما هفتاد سال است و اگر ازبنیه، هشتاد سال باشد. لیکن فخر آنها محنت وبطالت است زیرا به زودی تمام شده، پروازمی کنیم. bible_en_fa All that pass by the way spoil him: he is a reproach to his neighbours. کیست که شدت خشم تو را می‌داند وغضب تو را چنانکه از تو می‌باید ترسید. bible_en_fa Thou hast set up the right hand of his adversaries; thou hast made all his enemies to rejoice. ما را تعلیم ده تا ایام خود را بشماریم تا دل خردمندی را حاصل نماییم. bible_en_fa Thou hast also turned the edge of his sword, and hast not made him to stand in the battle. رجوع کن‌ای خداوند تا به کی و بر بندگان خود شفقت فرما. bible_en_fa Thou hast made his glory to cease, and cast his throne down to the ground. صبحگاهان ما را از رحمت خود سیر کن تاتمامی عمر خود ترنم و شادی نماییم. bible_en_fa The days of his youth hast thou shortened: thou hast covered him with shame. Selah. ما راشادمان گردان به عوض ایامی که ما را مبتلاساختی و سالهایی که بدی را دیده‌ایم. bible_en_fa How long, LORD? wilt thou hide thyself for ever? shall thy wrath burn like fire? اعمال تو بر بندگانت ظاهر بشود و کبریایی تو بر فرزندان ایشان.جمال خداوند خدای ما بر ما باد وعمل دستهای ما را بر ما استوار ساز. عمل دستهای ما را استوار گردان. bible_en_fa Remember how short my time is: wherefore hast thou made all men in vain? جمال خداوند خدای ما بر ما باد وعمل دستهای ما را بر ما استوار ساز. عمل دستهای ما را استوار گردان. bible_en_fa What man is he that liveth, and shall not see death? shall he deliver his soul from the hand of the grave? Selah. آنکه در ستر حضرت اعلی نشسته است، زیر سایه قادرمطلق ساکن خواهد بود. bible_en_fa Lord, where are thy former lovingkindnesses, which thou swarest unto David in thy truth? درباره خداوند می‌گویم که او ملجاو قلعه من است و خدای من که بر او توکل دارم. bible_en_fa Remember, Lord, the reproach of thy servants; how I do bear in my bosom the reproach of all the mighty people; زیرا که او تو را از دام صیاد خواهد رهانید و ازوبای خبیث. bible_en_fa Wherewith thine enemies have reproached, O LORD; wherewith they have reproached the footsteps of thine anointed. به پرهای خود تو را خواهدپوشانید و زیر بالهایش پناه خواهی گرفت. راستی او تو را مجن و سپر خواهد بود. bible_en_fa Blessed be the LORD for evermore. Amen, and Amen. از خوفی درشب نخواهی ترسید و نه از تیری که در روزمی پرد. bible_en_fa LORD, thou hast been our dwelling place in all generations. و نه از وبایی که در تاریکی می‌خرامد ونه از طاعونی که وقت ظهر فساد می‌کند. bible_en_fa Before the mountains were brought forth, or ever thou hadst formed the earth and the world, even from everlasting to everlasting, thou art God. هزارنفر به‌جانب تو خواهند افتاد و ده هزار به‌دست راست تو. لیکن نزد تو نخواهد رسید. bible_en_fa Thou turnest man to destruction; and sayest, Return, ye children of men. فقط به چشمان خود خواهی نگریست و پاداش شریران را خواهی دید. bible_en_fa For a thousand years in thy sight are but as yesterday when it is past, and as a watch in the night. زیرا گفتی تو‌ای خداوندملجای من هستی و حضرت اعلی را ماوای خویش گردانیده‌ای. bible_en_fa Thou carriest them away as with a flood; they are as a sleep: in the morning they are like grass which groweth up. هیچ بدی بر تو واقع نخواهد شد و بلایی نزد خیمه تو نخواهد رسید. bible_en_fa In the morning it flourisheth, and groweth up; in the evening it is cut down, and withereth. زیرا که فرشتگان خود را درباره تو امر خواهدفرمود تا در تمامی راههایت تو را حفظ نمایند. bible_en_fa For we are consumed by thine anger, and by thy wrath are we troubled. تو را بر دستهای خود برخواهند داشت، مباداپای خود را به سنگ بزنی. bible_en_fa Thou hast set our iniquities before thee, our secret sins in the light of thy countenance. بر شیر و افعی پای خواهی نهاد؛ شیربچه و اژدها را پایمال خواهی کرد. bible_en_fa For all our days are passed away in thy wrath: we spend our years as a tale that is told. «چونکه به من رغبت دارد او را خواهم رهانید و چونکه به اسم من عارف است او راسرافراز خواهم ساخت. bible_en_fa The days of our years are threescore years and ten; and if by reason of strength they be fourscore years, yet is their strength labour and sorrow; for it is soon cut off, and we fly away. چون مرا خواند او رااجابت خواهم کرد. من در تنگی با او خواهم بود واو را نجات داده، معزز خواهم ساخت.به طول ایام او را سیر می‌گردانم و نجات خویش را بدونشان خواهم داد.» bible_en_fa Who knoweth the power of thine anger? even according to thy fear, so is thy wrath. به طول ایام او را سیر می‌گردانم و نجات خویش را بدونشان خواهم داد.» bible_en_fa So teach us to number our days, that we may apply our hearts unto wisdom. خداوند را حمد گفتن نیکو است و به نام تو تسبیح خواندن، ای حضرت اعلی. bible_en_fa Return, O LORD, how long? and let it repent thee concerning thy servants. بامدادان رحمت تو را اعلام نمودن و درهر شب امانت تو را. bible_en_fa O satisfy us early with thy mercy; that we may rejoice and be glad all our days. بر ذات ده اوتار و بر رباب وبه نغمه هجایون و بربط. bible_en_fa Make us glad according to the days wherein thou hast afflicted us, and the years wherein we have seen evil. زیرا که‌ای خداوند مرابه‌کارهای خودت شادمان ساخته‌ای. به‌سبب اعمال دستهای تو ترنم خواهم نمود. bible_en_fa Let thy work appear unto thy servants, and thy glory unto their children. ‌ای خداوند اعمال تو چه عظیم است و فکرهای توبی نهایت عمیق. bible_en_fa And let the beauty of the LORD our God be upon us: and establish thou the work of our hands upon us; yea, the work of our hands establish thou it. مرد وحشی این را نمی داند و جاهل در این تامل نمی کند. bible_en_fa He that dwelleth in the secret place of the most High shall abide under the shadow of the Almighty. وقتی که شریران مثل علف می‌رویند و جمیع بدکاران می‌شکفند، برای این است که تا به ابد هلاک گردند. bible_en_fa I will say of the LORD, He is my refuge and my fortress: my God; in him will I trust. لیکن توای خداوند بر اعلی علیین هستی، تا ابدالاباد. bible_en_fa Surely he shall deliver thee from the snare of the fowler, and from the noisome pestilence. زیرا اینک دشمنان تو‌ای خداوند، هان دشمنان تو هلاک خواهند شد و جمیع بدکاران پراکنده خواهند شد. bible_en_fa He shall cover thee with his feathers, and under his wings shalt thou trust: his truth shall be thy shield and buckler. و اما شاخ مرا مثل شاخ گاو وحشی بلندکرده‌ای و به روغن تازه مسح شده‌ام. bible_en_fa Thou shalt not be afraid for the terror by night; nor for the arrow that flieth by day; و چشم من بر دشمنانم خواهد نگریست و گوشهای من ازشریرانی که با من مقاومت می‌کنند خواهد شنید. bible_en_fa Nor for the pestilence that walketh in darkness; nor for the destruction that wasteth at noonday. عادل مثل درخت خرما خواهد شکفت و مثل سرو آزاد در لبنان نمو خواهد کرد. bible_en_fa A thousand shall fall at thy side, and ten thousand at thy right hand; but it shall not come nigh thee. آنانی که درخانه خداوند غرس شده‌اند، در صحنهای خدای ما خواهند شکفت. bible_en_fa Only with thine eyes shalt thou behold and see the reward of the wicked. در وقت پیری نیز میوه خواهند‌آورد و تر و تازه و سبز خواهند بود.تااعلام کنند که خداوند راست است. او صخره من است و در وی هیچ بی‌انصافی نیست. bible_en_fa Because thou hast made the LORD, which is my refuge, even the most High, thy habitation; تااعلام کنند که خداوند راست است. او صخره من است و در وی هیچ بی‌انصافی نیست. bible_en_fa There shall no evil befall thee, neither shall any plague come nigh thy dwelling. خداوند سلطنت را گرفته و خود را به جلال آراسته است. خداوند خود راآراسته و کمر خود را به قوت بسته است. ربع مسکون نیز پایدار گردیده است و جنبش نخواهدخورد. bible_en_fa For he shall give his angels charge over thee, to keep thee in all thy ways. تخت تو از ازل پایدار شده است و تو ازقدیم هستی. bible_en_fa They shall bear thee up in their hands, lest thou dash thy foot against a stone. ‌ای خداوند سیلابها برافراشته اندسیلابها آواز خود را برافراشته‌اند. سیلابهاخروش خود را برافراشته‌اند. bible_en_fa Thou shalt tread upon the lion and adder: the young lion and the dragon shalt thou trample under feet. فوق آواز آبهای بسیار، فوق امواج زورآور دریا. خداوند در اعلی اعلیین زورآورتر است.شهادات تو بی‌نهایت امین است. ای خداوند، قدوسیت خانه تو رامی زیبد تا ابدالاباد. bible_en_fa Because he hath set his love upon me, therefore will I deliver him: I will set him on high, because he hath known my name. شهادات تو بی‌نهایت امین است. ای خداوند، قدوسیت خانه تو رامی زیبد تا ابدالاباد. bible_en_fa He shall call upon me, and I will answer him: I will be with him in trouble; I will deliver him, and honour him. ای یهوه خدای ذوالانتقام، ای خدای ذوالانتقام، تجلی فرما! bible_en_fa With long life will I satisfy him, and shew him my salvation. ‌ای داور جهان متعال شو و بر متکبران مکافات برسان! bible_en_fa It is a good thing to give thanks unto the LORD, and to sing praises unto thy name, O most High: ‌ای خداوند تا به کی شریران، تا به کی شریران فخرخواهند نمود؟ bible_en_fa To shew forth thy lovingkindness in the morning, and thy faithfulness every night, حرفها می‌زنند و سخنان ستم آمیز می‌گویند. جمیع بدکاران لاف می‌زنند. ای خداوند، قوم تو را می‌شکنند و میراث تو راذلیل می‌سازند. bible_en_fa Upon an instrument of ten strings, and upon the psaltery; upon the harp with a solemn sound. بیوه‌زنان و غریبان را می‌کشند ویتیمان را به قتل می‌رسانند. bible_en_fa For thou, LORD, hast made me glad through thy work: I will triumph in the works of thy hands. و می‌گویند یاه نمی بیند و خدای یعقوب ملاحظه نمی نماید. bible_en_fa O LORD, how great are thy works! and thy thoughts are very deep. ‌ای احمقان قوم بفهمید! و‌ای ابلهان کی تعقل خواهید نمود؟ bible_en_fa A brutish man knoweth not; neither doth a fool understand this. او که گوش را غرس نمود، آیانمی شنود؟ او که چشم را ساخت، آیا نمی بیند؟ bible_en_fa When the wicked spring as the grass, and when all the workers of iniquity do flourish; it is that they shall be destroyed for ever: او که امت‌ها را تادیب می‌کند، آیا توبیخ نخواهد نمود، او که معرفت را به انسان می‌آموزد؟ bible_en_fa But thou, LORD, art most high for evermore. خداوند فکرهای انسان را می‌داندکه محض بطالت است. bible_en_fa For, lo, thine enemies, O LORD, for, lo, thine enemies shall perish; all the workers of iniquity shall be scattered. ‌ای یاه خوشابحال شخصی که او را تادیب می‌نمایی و از شریعت خود او را تعلیم می‌دهی bible_en_fa But my horn shalt thou exalt like the horn of an unicorn: I shall be anointed with fresh oil. تا او را از روزهای بلا راحت بخشی، مادامی که حفره برای شریران کنده شود. bible_en_fa Mine eye also shall see my desire on mine enemies, and mine ears shall hear my desire of the wicked that rise up against me. زیرا خداوندقوم خود را رد نخواهد کرد و میراث خویش راترک نخواهد نمود. bible_en_fa The righteous shall flourish like the palm tree: he shall grow like a cedar in Lebanon. زیرا که داوری به انصاف رجوع خواهد کرد و همه راست دلان پیروی آن را خواهند نمود. bible_en_fa Those that be planted in the house of the LORD shall flourish in the courts of our God. کیست که برای من با شریران مقاومت خواهد کرد و کیست که با بدکاران مقابله خواهدنمود. bible_en_fa They shall still bring forth fruit in old age; they shall be fat and flourishing; اگر خداوند مددکار من نمی بود، جان من به زودی در خاموشی ساکن می‌شد. bible_en_fa To shew that the LORD is upright: he is my rock, and there is no unrighteousness in him. چون گفتم که پای من می‌لغزد، پس رحمت تو‌ای خداوندمرا تایید نمود. bible_en_fa The LORD reigneth, he is clothed with majesty; the LORD is clothed with strength, wherewith he hath girded himself: the world also is stablished, that it cannot be moved. در کثرت اندیشه های دل من، تسلی های توجانم را آسایش بخشید. bible_en_fa Thy throne is established of old: thou art from everlasting. آیا کرسی شرارت باتو رفاقت تواند نمود، که فساد را به قانون اختراع می‌کند؟ bible_en_fa The floods have lifted up, O LORD, the floods have lifted up their voice; the floods lift up their waves. بر جان مرد صدیق با هم جمع می‌شوند و بر خون بی‌گناه فتوا می‌دهند. bible_en_fa The LORD on high is mightier than the noise of many waters, yea, than the mighty waves of the sea. لیکن خداوند برای من قلعه بلند است و خدایم صخره ملجای من است.و گناه ایشان را بر ایشان راجع خواهد کرد و ایشان را در شرارت ایشان فانی خواهد ساخت. یهوه خدای ما ایشان را فانی خواهد نمود. bible_en_fa Thy testimonies are very sure: holiness becometh thine house, O LORD, for ever. و گناه ایشان را بر ایشان راجع خواهد کرد و ایشان را در شرارت ایشان فانی خواهد ساخت. یهوه خدای ما ایشان را فانی خواهد نمود. bible_en_fa O LORD God, to whom vengeance belongeth; O God, to whom vengeance belongeth, shew thyself. بیایید خداوند را بسراییم و صخره نجات خود را آواز شادمانی دهیم! bible_en_fa Lift up thyself, thou judge of the earth: render a reward to the proud. به حضور او با حمد نزدیک بشویم! و با مزامیر او راآواز شادمانی دهیم! bible_en_fa LORD, how long shall the wicked, how long shall the wicked triumph? زیرا که یهوه، خدای بزرگ است، bible_en_fa How long shall they utter and speak hard things? and all the workers of iniquity boast themselves? و پادشاه عظیم بر جمیع خدایان. نشیبهای زمین در دست وی است و فرازهای کوهها از آن او. bible_en_fa They break in pieces thy people, O LORD, and afflict thine heritage. دریا از آن اوست، او آن رابساخت؛ و دستهای وی خشکی را مصور نمود. bible_en_fa They slay the widow and the stranger, and murder the fatherless. بیایید عبادت و سجده نماییم و به حضورآفریننده خود خداوند زانو زنیم! bible_en_fa Yet they say, The LORD shall not see, neither shall the God of Jacob regard it. زیرا که اوخدای ما است! و ما قوم مرتع و گله دست اومی باشیم! امروز کاش آواز او را می‌شنیدید! bible_en_fa Understand, ye brutish among the people: and ye fools, when will ye be wise? دل خود را سخت مسازید، مثل مریبا، مانند یوم مسا در صحرا. bible_en_fa He that planted the ear, shall he not hear? he that formed the eye, shall he not see? چون اجداد شما مرا آزمودند وتجربه کردند و اعمال مرا دیدند. bible_en_fa He that chastiseth the heathen, shall not he correct? he that teacheth man knowledge, shall not he know? چهل سال ازآن قوم محزون بودم و گفتم: «قوم گمراه دل هستند که طرق مرا نشناختند.پس در غضب خود قسم خوردم، که به آرامی من داخل نخواهند شد.» bible_en_fa The LORD knoweth the thoughts of man, that they are vanity. پس در غضب خود قسم خوردم، که به آرامی من داخل نخواهند شد.» bible_en_fa Blessed is the man whom thou chastenest, O LORD, and teachest him out of thy law; یهوه را سرود تازه بسرایید! ای تمامی زمین خداوند را بسرایید! bible_en_fa That thou mayest give him rest from the days of adversity, until the pit be digged for the wicked. خداوند رابسرایید و نام او را متبارک خوانید! روز به روزنجات او را اعلام نمایید. bible_en_fa For the LORD will not cast off his people, neither will he forsake his inheritance. در میان امت‌ها جلال او را ذکر کنید و کارهای عجیب او را در جمیع قومها. bible_en_fa But judgment shall return unto righteousness: and all the upright in heart shall follow it. زیرا خداوند، عظیم است و بی‌نهایت حمید. و او مهیب است بر جمیع خدایان. bible_en_fa Who will rise up for me against the evildoers? or who will stand up for me against the workers of iniquity? زیراجمیع خدایان امت‌ها بتهایند، لیکن یهوه آسمانهارا آفرید. bible_en_fa Unless the LORD had been my help, my soul had almost dwelt in silence. مجد و جلال به حضور وی است وقوت و جمال در قدس وی. bible_en_fa When I said, My foot slippeth; thy mercy, O LORD, held me up. ‌ای قبایل قوم‌ها خداوند را توصیف نمایید! خداوند را به جلال و قوت توصیف نمایید! bible_en_fa In the multitude of my thoughts within me thy comforts delight my soul. خداوند را به جلال اسم او توصیف نمایید! هدیه بیاورید و به صحنهای او بیایید! bible_en_fa Shall the throne of iniquity have fellowship with thee, which frameth mischief by a law? خداوندرا در زینت قدوسیت بپرستید! ای تمامی زمین ازحضور وی بلرزید! bible_en_fa They gather themselves together against the soul of the righteous, and condemn the innocent blood. در میان امت‌ها گوییدخداوند سلطنت گرفته است. ربع مسکون نیزپایدار شد و جنبش نخواهد خورد. قومها را به انصاف داوری خواهد نمود. bible_en_fa But the LORD is my defence; and my God is the rock of my refuge. آسمان شادی کند و زمین مسرور گردد. دریا و پری آن غرش نماید. bible_en_fa And he shall bring upon them their own iniquity, and shall cut them off in their own wickedness; yea, the LORD our God shall cut them off. صحرا و هر‌چه در آن است، به وجد آید. آنگاه تمام درختان جنگل ترنم خواهند نمودبه حضور خداوند زیرا که می‌آید. زیرا که برای داوری جهان می‌آید. ربع مسکون را به انصاف داوری خواهد کرد و قوم هارا به امانت خود. bible_en_fa O come, let us sing unto the LORD: let us make a joyful noise to the rock of our salvation. به حضور خداوند زیرا که می‌آید. زیرا که برای داوری جهان می‌آید. ربع مسکون را به انصاف داوری خواهد کرد و قوم هارا به امانت خود. bible_en_fa Let us come before his presence with thanksgiving, and make a joyful noise unto him with psalms. خداوند سلطنت گرفته است، پس زمین شادی کند و جزیره های بسیار مسرورگردند. bible_en_fa For the LORD is a great God, and a great King above all gods. ابرها و ظلمت غلیظ گرداگرد اوست. عدل و انصاف قاعده تخت اوست. bible_en_fa In his hand are the deep places of the earth: the strength of the hills is his also. آتش پیش روی وی می‌رود و دشمنان او را به اطرافش می‌سوزاند. bible_en_fa The sea is his, and he made it: and his hands formed the dry land. برقهایش ربع مسکون را روشن می‌سازد. زمین این را بدید و بلرزید. bible_en_fa O come, let us worship and bow down: let us kneel before the LORD our maker. کوهها ازحضور خداوند مثل موم گداخته می‌شود، ازحضور خداوند تمامی جهان. bible_en_fa For he is our God; and we are the people of his pasture, and the sheep of his hand. To day if ye will hear his voice, آسمانها عدالت او را اعلام می‌کنند و جمیع قوم‌ها جلال او رامی بینند. bible_en_fa Harden not your heart, as in the provocation, and as in the day of temptation in the wilderness: همه پرستندگان بتهای تراشیده خجل می‌شوند که به بتها فخر می‌نمایند. ای جمیع خدایان او را بپرستید. bible_en_fa When your fathers tempted me, proved me, and saw my work. صهیون شنید و شادمان شد و دختران یهودامسرور گردیدند، ای خداوند به‌سبب داوریهای تو. bible_en_fa Forty years long was I grieved with this generation, and said, It is a people that do err in their heart, and they have not known my ways: زیرا که تو‌ای خداوند بر تمامی روی زمین متعال هستی. بر جمیع خدایان، بسیار اعلی هستی. bible_en_fa Unto whom I sware in my wrath that they should not enter into my rest. ‌ای شما که خداوند را دوست می‌دارید، ازبدی نفرت کنید! او حافظ جانهای مقدسان خوداست. ایشان را از دست شریران می‌رهاند. bible_en_fa O sing unto the LORD a new song: sing unto the LORD, all the earth. نوربرای عادلان کاشته شده است و شادمانی برای راست دلان.‌ای عادلان، در خداوند شادمان باشید! و ذکر قدوسیت او را حمد بگویید. bible_en_fa Sing unto the LORD, bless his name; shew forth his salvation from day to day. ‌ای عادلان، در خداوند شادمان باشید! و ذکر قدوسیت او را حمد بگویید. bible_en_fa Declare his glory among the heathen, his wonders among all people. برای خداوند سرود تازه بسرایید زیراکارهای عجیب کرده است. دست راست و بازوی قدوس او، او را مظفر ساخته است. bible_en_fa For the LORD is great, and greatly to be praised: he is to be feared above all gods. خداوند نجات خود را اعلام نموده، وعدالتش را به نظر امت‌ها مکشوف کرده است. bible_en_fa For all the gods of the nations are idols: but the LORD made the heavens. رحمت و امانت خود را با خاندان اسرائیل به یادآورد. همه اقصای زمین نجات خدای ما رادیده‌اند. bible_en_fa Honour and majesty are before him: strength and beauty are in his sanctuary. ‌ای تمامی زمین، خداوند را آواز شادمانی دهید. بانگ زنید و ترنم نمایید و بسرایید. bible_en_fa Give unto the LORD, O ye kindreds of the people, give unto the LORD glory and strength. خداوند را با بربط بسرایید! با بربط و با آوازنغمات! bible_en_fa Give unto the LORD the glory due unto his name: bring an offering, and come into his courts. با کرناها و آواز سرنا! به حضور یهوه پادشاه آواز شادمانی دهید! bible_en_fa O worship the LORD in the beauty of holiness: fear before him, all the earth. دریا و پری آن بخروشد! ربع مسکون و ساکنان آن! bible_en_fa Say among the heathen that the LORD reigneth: the world also shall be established that it shall not be moved: he shall judge the people righteously. نهرهادستک بزنند! و کوهها با هم ترنم نمایند.به حضور خداوند زیرا به داوری جهان می‌آید. ربع مسکون را به انصاف داوری خواهد کرد و قومهارا به راستی. bible_en_fa Let the heavens rejoice, and let the earth be glad; let the sea roar, and the fulness thereof. به حضور خداوند زیرا به داوری جهان می‌آید. ربع مسکون را به انصاف داوری خواهد کرد و قومهارا به راستی. bible_en_fa Let the field be joyful, and all that is therein: then shall all the trees of the wood rejoice خداوند سلطنت گرفته است، پس قوم‌ها بلرزند! بر کروبیین جلوس می‌فرماید، زمین متزلزل گردد! bible_en_fa Before the LORD: for he cometh, for he cometh to judge the earth: he shall judge the world with righteousness, and the people with his truth. خداوند در صیهون عظیم است و او بر جمیع قوم هامتعال است! bible_en_fa The LORD reigneth; let the earth rejoice; let the multitude of isles be glad thereof. اسم عظیم و مهیب تو را حمدبگویند، که او قدوس است. bible_en_fa Clouds and darkness are round about him: righteousness and judgment are the habitation of his throne. و قوت پادشاه، انصاف را دوست می‌دارد. تو راستی را پایدارکرده، و انصاف و عدالت را در یعقوب به عمل آورده‌ای. bible_en_fa A fire goeth before him, and burneth up his enemies round about. یهوه خدای ما را تکریم نمایید ونزد قدمگاه او عبادت کنید، که او قدوس است. bible_en_fa His lightnings enlightened the world: the earth saw, and trembled. موسی و هارون از کاهنانش و سموئیل ازخوانندگان نام او. یهوه را خواندند و او ایشان را اجابت فرمود. bible_en_fa The hills melted like wax at the presence of the LORD, at the presence of the Lord of the whole earth. در ستون ابر بدیشان سخن گفت. شهادات او و فریضه‌ای را که بدیشان داد نگاه داشتند. bible_en_fa The heavens declare his righteousness, and all the people see his glory. ‌ای یهوه خدای ما توایشان را اجابت فرمودی. ایشان را خدای غفوربودی. اما از اعمال ایشان انتقام کشیدی.یهوه خدای ما را متعال بخوانید و نزد کوه مقدس او عبادت کنید. زیرا یهوه خدای ما قدوس است. bible_en_fa Confounded be all they that serve graven images, that boast themselves of idols: worship him, all ye gods. یهوه خدای ما را متعال بخوانید و نزد کوه مقدس او عبادت کنید. زیرا یهوه خدای ما قدوس است. bible_en_fa Zion heard, and was glad; and the daughters of Judah rejoiced because of thy judgments, O LORD. ای تمامی روی زمین خداوند راآواز شادمانی دهید. bible_en_fa For thou, LORD, art high above all the earth: thou art exalted far above all gods. خداوند را باشادی عبادت نمایید و به حضور او با ترنم بیاید. bible_en_fa Ye that love the LORD, hate evil: he preserveth the souls of his saints; he delivereth them out of the hand of the wicked. بدانید که یهوه خداست، او ما را آفرید. ما قوم اوهستیم و گوسفندان مرتع او. bible_en_fa Light is sown for the righteous, and gladness for the upright in heart. به دروازه های او باحمد بیایید و به صحنهای او با تسبیح! او را حمدگویید و نام او را متبارک خوانید!زیرا که خداوند نیکوست و رحمت او ابدی و امانت وی تا ابدالاباد. bible_en_fa Rejoice in the LORD, ye righteous; and give thanks at the remembrance of his holiness. زیرا که خداوند نیکوست و رحمت او ابدی و امانت وی تا ابدالاباد. bible_en_fa O sing unto the LORD a new song; for he hath done marvellous things: his right hand, and his holy arm, hath gotten him the victory. رحمت و انصاف را خواهم سرایید. نزد تو‌ای خداوند، تسبیح خواهم خواند. bible_en_fa The LORD hath made known his salvation: his righteousness hath he openly shewed in the sight of the heathen. در طریق کامل به خردمندی رفتارخواهم نمود. نزد من کی خواهی آمد؟ در خانه خود با دل سلیم سالک خواهم شد. bible_en_fa He hath remembered his mercy and his truth toward the house of Israel: all the ends of the earth have seen the salvation of our God. چیزی بد راپیش نظر خود نخواهم گذاشت. کار کج روان رامکروه می‌دارم، به من نخواهد چسبید. bible_en_fa Make a joyful noise unto the LORD, all the earth: make a loud noise, and rejoice, and sing praise. دل کج ازمن دور خواهد شد. شخص شریر را نخواهم شناخت. bible_en_fa Sing unto the LORD with the harp; with the harp, and the voice of a psalm. کسی را که در خفیه به همسایه خودغیبت‌گوید، هلاک خواهم کرد. کسی را که چشم بلند و دل متکبر دارد تحمل نخواهم کرد. bible_en_fa With trumpets and sound of cornet make a joyful noise before the LORD, the King. چشمانم بر امنای زمین است تا بامن ساکن شوند. کسی‌که به طریق کامل سالک باشد خادم من خواهد بود. bible_en_fa Let the sea roar, and the fulness thereof; the world, and they that dwell therein. حیله گر در خانه من ساکن نخواهدشد. دروغ گو پیش نظر من نخواهد ماند.همه شریران زمین را صبحگاهان هلاک خواهم کرد. تاجمیع بدکاران را از شهر خداوند منقطع سازم. bible_en_fa Let the floods clap their hands: let the hills be joyful together همه شریران زمین را صبحگاهان هلاک خواهم کرد. تاجمیع بدکاران را از شهر خداوند منقطع سازم. bible_en_fa Before the LORD; for he cometh to judge the earth: with righteousness shall he judge the world, and the people with equity. ای خداوند دعای مرا بشنو، و فریادمن نزد تو برسد. bible_en_fa The LORD reigneth; let the people tremble: he sitteth between the cherubims; let the earth be moved. در روز تنگی‌ام روی خود را از من مپوشان. گوش خود را به من فراگیر، و روزی که بخوانم مرا به زودی اجابت فرما. bible_en_fa The LORD is great in Zion; and he is high above all the people. زیرا روزهایم مثل دود تلف شد واستخوانهایم مثل هیزم سوخته گردید. bible_en_fa Let them praise thy great and terrible name; for it is holy. دل من مثل گیاه زده شده و خشک گردیده است زیراخوردن غذای خود را فراموش می‌کنم. bible_en_fa The king's strength also loveth judgment; thou dost establish equity, thou executest judgment and righteousness in Jacob. به‌سبب آواز ناله خود، استخوانهایم به گوشت من چسبیده است. bible_en_fa Exalt ye the LORD our God, and worship at his footstool; for he is holy. مانند مرغ سقای صحرا شده، ومثل بوم خرابه‌ها گردیده‌ام. bible_en_fa Moses and Aaron among his priests, and Samuel among them that call upon his name; they called upon the LORD, and he answered them. پاسبانی می‌کنم ومثل گنجشک بر پشت بام، منفرد گشته‌ام. bible_en_fa He spake unto them in the cloudy pillar: they kept his testimonies, and the ordinance that he gave them. تمامی روز دشمنانم مرا سرزنش می‌کنند و آنانی که برمن دیوانه شده‌اند مرا لعنت می‌نمایند. bible_en_fa Thou answeredst them, O LORD our God: thou wast a God that forgavest them, though thou tookest vengeance of their inventions. زیراخاکستر را مثل نان خورده‌ام و مشروب خود را بااشک آمیخته‌ام، bible_en_fa Exalt the LORD our God, and worship at his holy hill; for the LORD our God is holy. به‌سبب غضب و خشم توزیرا که مرا برافراشته و به زیر افکنده‌ای. bible_en_fa Make a joyful noise unto the LORD, all ye lands. روزهایم مثل سایه زوال پذیر گردیده و من مثل گیاه پژمرده شده‌ام. bible_en_fa Serve the LORD with gladness: come before his presence with singing. لیکن تو‌ای خداوند جلوس فرموده‌ای تاابدالاباد! و ذکر تو تا جمیع نسل هاست! bible_en_fa Know ye that the LORD he is God: it is he that hath made us, and not we ourselves; we are his people, and the sheep of his pasture. توبرخاسته، بر صهیون ترحم خواهی نمود زیراوقتی است که بر او رافت کنی و زمان معین رسیده است. bible_en_fa Enter into his gates with thanksgiving, and into his courts with praise: be thankful unto him, and bless his name. چونکه بندگان تو در سنگهای وی رغبت دارند و بر خاک او شفقت می‌نمایند. bible_en_fa For the LORD is good; his mercy is everlasting; and his truth endureth to all generations. پس امتها از نام خداوند خواهند ترسید وجمیع پادشاهان جهان از کبریایی تو. bible_en_fa I will sing of mercy and judgment: unto thee, O LORD, will I sing. زیراخداوند صهیون را بنا نموده، و در جلال خودظهور فرموده است. bible_en_fa I will behave myself wisely in a perfect way. O when wilt thou come unto me? I will walk within my house with a perfect heart. به دعای مسکینان توجه نموده، و دعای ایشان را خوار نشمرده است. bible_en_fa I will set no wicked thing before mine eyes: I hate the work of them that turn aside; it shall not cleave to me. این برای نسل آینده نوشته می‌شود تا قومی که آفریده خواهند شد خداوند را تسبیح بخوانند. bible_en_fa A froward heart shall depart from me: I will not know a wicked person. زیرا که از بلندی قدس خودنگریسته، خداوند از آسمان بر زمین نظر افکنده است. bible_en_fa Whoso privily slandereth his neighbour, him will I cut off: him that hath an high look and a proud heart will not I suffer. تا ناله اسیران را بشنود و آنانی را که به موت سپرده شده‌اند آزاد نماید. bible_en_fa Mine eyes shall be upon the faithful of the land, that they may dwell with me: he that walketh in a perfect way, he shall serve me. تا نام خداوندرا در صیهون ذکر نمایند و تسبیح او را دراورشلیم، bible_en_fa He that worketh deceit shall not dwell within my house: he that telleth lies shall not tarry in my sight. هنگامی که قوم‌ها با هم جمع شوند وممالک نیز تا خداوند را عبادت نمایند. bible_en_fa I will early destroy all the wicked of the land; that I may cut off all wicked doers from the city of the LORD. توانایی مرا در راه ناتوان ساخت و روزهای مرا کوتاه گردانید. bible_en_fa Hear my prayer, O LORD, and let my cry come unto thee. گفتم‌ای خدای من مرا در نصف روزهایم برمدار. سالهای تو تا جمیع نسل‌ها است. bible_en_fa Hide not thy face from me in the day when I am in trouble; incline thine ear unto me: in the day when I call answer me speedily. از قدیم بنیاد زمین را نهادی وآسمان‌ها عمل دستهای تو است. bible_en_fa For my days are consumed like smoke, and my bones are burned as an hearth. آنها فانی می‌شوند، لیکن تو باقی هستی و جمیع آنها مثل جامه مندرس خواهند شد. و مثل ردا آنها راتبدیل خواهی کرد و مبدل خواهند شد. bible_en_fa My heart is smitten, and withered like grass; so that I forget to eat my bread. لیکن تو همان هستی و سالهای تو تمام نخواهد گردید.فرزندان بندگانت باقی خواهند ماند و ذریت ایشان در حضور تو پایدار خواهند بود. bible_en_fa By reason of the voice of my groaning my bones cleave to my skin. فرزندان بندگانت باقی خواهند ماند و ذریت ایشان در حضور تو پایدار خواهند بود. bible_en_fa I am like a pelican of the wilderness: I am like an owl of the desert. ای جان من خداوند را متبارک بخوان! و هرچه در درون من است نام قدوس او را متبارک خواند. bible_en_fa I watch, and am as a sparrow alone upon the house top. ‌ای جان من خداوند را متبارک بخوان! و جمیع احسان های اورا فراموش مکن! bible_en_fa Mine enemies reproach me all the day; and they that are mad against me are sworn against me. که تمام گناهانت را می‌آمرزدو همه مرض های تو را شفا می‌بخشد. bible_en_fa For I have eaten ashes like bread, and mingled my drink with weeping, که حیات تو را از هاویه فدیه می‌دهد و تاج رحمت و رافت را بر سر تو می‌نهد. bible_en_fa Because of thine indignation and thy wrath: for thou hast lifted me up, and cast me down. که جان تو را به چیزهای نیکو سیر می‌کند تا جوانی تو مثل عقاب تازه شود. bible_en_fa My days are like a shadow that declineth; and I am withered like grass. خداوند عدالت را به‌جا می‌آورد و انصاف رابرای جمیع مظلومان. bible_en_fa But thou, O LORD, shalt endure for ever; and thy remembrance unto all generations. طریق های خویش را به موسی تعلیم داد و عمل های خود را به بنی‌اسرائیل. bible_en_fa Thou shalt arise, and have mercy upon Zion: for the time to favour her, yea, the set time, is come. خداوند رحمان و کریم است دیرغضب و بسیار رحیم. bible_en_fa For thy servants take pleasure in her stones, and favour the dust thereof. تا به ابد محاکمه نخواهدنمود و خشم را همیشه نگاه نخواهد داشت. bible_en_fa So the heathen shall fear the name of the LORD, and all the kings of the earth thy glory. باما موافق گناهان ما عمل ننموده، و به ما به حسب خطایای ما جزا نداده است. bible_en_fa When the LORD shall build up Zion, he shall appear in his glory. زیرا آنقدر که آسمان از زمین بلندتر است، به همان قدر رحمت او بر ترسندگانش عظیم است. bible_en_fa He will regard the prayer of the destitute, and not despise their prayer. به اندازه‌ای که مشرق از مغرب دور است، به همان اندازه گناهان ما را از ما دور کرده است. bible_en_fa This shall be written for the generation to come: and the people which shall be created shall praise the LORD. چنانکه پدر برفرزندان خود رئوف است همچنان خداوند برترسندگان خود رافت می‌نماید. bible_en_fa For he hath looked down from the height of his sanctuary; from heaven did the LORD behold the earth; زیرا جبلت مارا می‌داند و یاد می‌دارد که ما خاک هستیم. bible_en_fa To hear the groaning of the prisoner; to loose those that are appointed to death; واما انسان، ایام او مثل گیاه است، مثل گل صحراهمچنان می‌شکفد. bible_en_fa To declare the name of the LORD in Zion, and his praise in Jerusalem; زیرا که باد بر آن می‌وزد ونابود می‌گردد و مکانش دیگر آن را نمی شناسد. bible_en_fa When the people are gathered together, and the kingdoms, to serve the LORD. لیکن رحمت خداوند بر ترسندگانش ازازل تا ابدالاباد است و عدالت او بر فرزندان فرزندان. bible_en_fa He weakened my strength in the way; he shortened my days. بر آنانی که عهد او را حفظ می‌کنند وفرایض او را یاد می‌دارند تا آنها را به‌جا آورند. bible_en_fa I said, O my God, take me not away in the midst of my days: thy years are throughout all generations. خداوند تخت خود را بر آسمانها استوارنموده، و سلطنت او بر همه مسلط است. bible_en_fa Of old hast thou laid the foundation of the earth: and the heavens are the work of thy hands. خداوند را متبارک خوانید، ای فرشتگان او که در قوت زورآورید و کلام او را به‌جا می‌آورید وآواز کلام او را گوش می‌گیرید! bible_en_fa They shall perish, but thou shalt endure: yea, all of them shall wax old like a garment; as a vesture shalt thou change them, and they shall be changed: ‌ای جمیع لشکرهای او خداوند را متبارک خوانید! و‌ای خادمان او که اراده او را بجا می‌آورید!‌ای همه کارهای خداوند او را متبارک خوانید! در همه مکان های سلطنت او. ای جان من خداوند رامتبارک بخوان! bible_en_fa But thou art the same, and thy years shall have no end. ‌ای همه کارهای خداوند او را متبارک خوانید! در همه مکان های سلطنت او. ای جان من خداوند رامتبارک بخوان! bible_en_fa The children of thy servants shall continue, and their seed shall be established before thee. ای جان من، خداوند را متبارک بخوان! ای یهوه خدای من توبی نهایت عظیم هستی! به عزت و جلال ملبس هستی. bible_en_fa Bless the LORD, O my soul: and all that is within me, bless his holy name. خویشتن را به نور مثل ردا پوشانیده‌ای. bible_en_fa Bless the LORD, O my soul, and forget not all his benefits: آن که غرفات خود را بر آبها بنا کرده است و ابرها رامرکب خود نموده و بر بالهای باد می‌خرامد. bible_en_fa Who forgiveth all thine iniquities; who healeth all thy diseases; فرشتگان خود را بادها می‌گرداند و خادمان خود را آتش مشتعل. bible_en_fa Who redeemeth thy life from destruction; who crowneth thee with lovingkindness and tender mercies; که زمین را بر اساسش استوار کرده، تا جنبش نخورد تا ابدالاباد. bible_en_fa Who satisfieth thy mouth with good things; so that thy youth is renewed like the eagle's. آن رابه لجه‌ها مثل ردا پوشانیده‌ای، که آبها بر کوههاایستاده‌اند. bible_en_fa The LORD executeth righteousness and judgment for all that are oppressed. از عتاب تو می‌گریزند. از آواز رعدتو پراکنده می‌شوند. bible_en_fa He made known his ways unto Moses, his acts unto the children of Israel. به فراز کوهها برمی آیند، وبه همواریها فرود می‌آیند، به مکانی که برای آنهامهیا ساخته‌ای. bible_en_fa The LORD is merciful and gracious, slow to anger, and plenteous in mercy. حدی برای آنها قرار داده‌ای که از آن نگذرند و برنگردند تا زمین را بپوشانند. bible_en_fa He will not always chide: neither will he keep his anger for ever. که چشمه‌ها را در وادیها جاری می‌سازد تا درمیان کوهها روان بشوند. bible_en_fa He hath not dealt with us after our sins; nor rewarded us according to our iniquities. تمام حیوانات صحرارا سیراب می‌سازند تا گورخران تشنگی خود رافرو نشانند. bible_en_fa For as the heaven is high above the earth, so great is his mercy toward them that fear him. بر آنها مرغان هوا ساکن می‌شوند واز میان شاخه‌ها آواز خود را می‌دهند. bible_en_fa As far as the east is from the west, so far hath he removed our transgressions from us. او ازغرفات خود کوهها را سیراب می‌کند و از ثمرات اعمال تو زمین سیر می‌شود. bible_en_fa Like as a father pitieth his children, so the LORD pitieth them that fear him. نباتات را برای بهایم می‌رویاند و سبزه‌ها رابرای خدمت انسان، و نان را از زمین بیرون می‌آورد. bible_en_fa For he knoweth our frame; he remembereth that we are dust. و شراب را که دل انسان را شادمان می‌کند، و چهره او را به روغن شاداب می‌سازد ودل انسان را به نان قوی می‌گرداند. bible_en_fa As for man, his days are as grass: as a flower of the field, so he flourisheth. درختان خداوند شادابند، یعنی سروهای آزاد لبنان که غرس کرده است، bible_en_fa For the wind passeth over it, and it is gone; and the place thereof shall know it no more. که در آنها مرغان آشیانهای خود را می‌گیرند و اما صنوبر خانه لق لق می‌باشد. bible_en_fa But the mercy of the LORD is from everlasting to everlasting upon them that fear him, and his righteousness unto children's children; کوههای بلند برای بزهای کوهی و صخره هابرای یربوع ملجاء است. bible_en_fa To such as keep his covenant, and to those that remember his commandments to do them. ماه را برای موسمهاساخت و آفتاب مغرب خود را می‌داند. bible_en_fa The LORD hath prepared his throne in the heavens; and his kingdom ruleth over all. تاریکی می‌سازی و شب می‌شود که در آن همه حیوانات جنگلی راه می‌روند. bible_en_fa Bless the LORD, ye his angels, that excel in strength, that do his commandments, hearkening unto the voice of his word. شیربچگان برای شکار خود غرش می‌کنند و خوراک خویش را از خدا می‌جویند. bible_en_fa Bless ye the LORD, all ye his hosts; ye ministers of his, that do his pleasure. چون آفتاب طلوع می‌کند جمع می‌شوند و در بیشه های خودمی خوابند. bible_en_fa Bless the LORD, all his works in all places of his dominion: bless the LORD, O my soul. انسان برای عمل خود بیرون می‌آید و به جهت شغل خویش تا شامگاه. bible_en_fa Bless the LORD, O my soul. O LORD my God, thou art very great; thou art clothed with honour and majesty. ‌ای خداوند اعمال تو چه بسیار است. جمیع آنها را به حکمت کرده‌ای. زمین از دولت تو پر است. bible_en_fa Who coverest thyself with light as with a garment: who stretchest out the heavens like a curtain: و آن دریای بزرگ و وسیع الاطراف نیز که در آن حشرات از حد شماره زیاده‌اند و حیوانات خرد و بزرگ. bible_en_fa Who layeth the beams of his chambers in the waters: who maketh the clouds his chariot: who walketh upon the wings of the wind: و در آن کشتیها راه می‌روند و آن لویاتان که به جهت بازی کردن در آن آفریده‌ای. bible_en_fa Who maketh his angels spirits; his ministers a flaming fire: جمیع اینها از تو انتظارمی کشند تا خوراک آنها را در وقتش برسانی. bible_en_fa Who laid the foundations of the earth, that it should not be removed for ever. آنچه را که به آنها می‌دهی، فرا می‌گیرند. دست خود را باز می‌کنی، پس از چیزهای نیکو سیرمی شوند. bible_en_fa Thou coveredst it with the deep as with a garment: the waters stood above the mountains. روی خود را می‌پوشانی پس مضطرب می‌گردند. روح آنها را قبض می‌کنی، پس می‌میرند و به خاک خود برمی گردند. bible_en_fa At thy rebuke they fled; at the voice of thy thunder they hasted away. چون روح خود را می‌فرستی، آفریده می‌شوند و روی زمین را تازه می‌گردانی. bible_en_fa They go up by the mountains; they go down by the valleys unto the place which thou hast founded for them. جلال خداوند تا ابدالاباد است. خداوند ازاعمال خود راضی خواهد بود. bible_en_fa Thou hast set a bound that they may not pass over; that they turn not again to cover the earth. که به زمین نگاه می‌کند و آن می‌لرزد. کوهها را لمس می‌کند، پس آتش فشان می‌شوند. bible_en_fa He sendeth the springs into the valleys, which run among the hills. خداوند را خواهم سرایید تا زنده می‌باشم. برای خدای خود تسبیح خواهم خواند تا وجود دارم. bible_en_fa They give drink to every beast of the field: the wild asses quench their thirst. تفکر من او رالذیذ بشود و من در خداوند شادمان خواهم بود.گناهکاران از زمین نابود گردند و شریران دیگر یافت نشوند. ای جان من، خداوند را متبارک بخوان! هللویاه! bible_en_fa By them shall the fowls of the heaven have their habitation, which sing among the branches. گناهکاران از زمین نابود گردند و شریران دیگر یافت نشوند. ای جان من، خداوند را متبارک بخوان! هللویاه! bible_en_fa He watereth the hills from his chambers: the earth is satisfied with the fruit of thy works. یهوه را حمد گویید و نام او رابخوانید. اعمال او را در میان قوم هااعلام نمایید. bible_en_fa He causeth the grass to grow for the cattle, and herb for the service of man: that he may bring forth food out of the earth; او را بسرایید برای او تسبیح بخوانید. در تمام کارهای عجیب او تفکر نمایید. bible_en_fa And wine that maketh glad the heart of man, and oil to make his face to shine, and bread which strengtheneth man's heart. در نام قدوس او فخر کنید. دل طالبان خداوندشادمان باشد. bible_en_fa The trees of the LORD are full of sap; the cedars of Lebanon, which he hath planted; خداوند و قوت او را بطلبید. روی او را پیوسته طالب باشید. bible_en_fa Where the birds make their nests: as for the stork, the fir trees are her house. کارهای عجیب را که او کرده است به یاد آورید. آیات او و داوریهای دهان او را. bible_en_fa The high hills are a refuge for the wild goats; and the rocks for the conies. ‌ای ذریت بنده او ابراهیم! ای فرزندان یعقوب، برگزیده او! bible_en_fa He appointed the moon for seasons: the sun knoweth his going down. یهوه خدای ماست. داوریهای او در تمامی جهان است. bible_en_fa Thou makest darkness, and it is night: wherein all the beasts of the forest do creep forth. عهد خود رایاد می‌دارد تا ابدالاباد و کلامی را که بر هزاران پشت فرموده است. bible_en_fa The young lions roar after their prey, and seek their meat from God. آن عهدی را که با ابراهیم بسته و قسمی را که برای اسحاق خورده است. bible_en_fa The sun ariseth, they gather themselves together, and lay them down in their dens. و آن را برای یعقوب فریضه‌ای استوار ساخت و برای اسرائیل عهد جاودانی. bible_en_fa Man goeth forth unto his work and to his labour until the evening. و گفت که زمین کنعان را به تو خواهم داد تا حصه میراث شماشود. bible_en_fa O LORD, how manifold are thy works! in wisdom hast thou made them all: the earth is full of thy riches. هنگامی که عددی معدود بودند، قلیل العدد و غربا در آنجا. bible_en_fa So is this great and wide sea, wherein are things creeping innumerable, both small and great beasts. و از امتی تا امتی سرگردان می‌بودند و از یک مملکت تا قوم دیگر. bible_en_fa There go the ships: there is that leviathan, whom thou hast made to play therein. او نگذاشت که کسی بر ایشان ظلم کند بلکه پادشاهان را به‌خاطر ایشان توبیخ نمود bible_en_fa These wait all upon thee; that thou mayest give them their meat in due season. که بر مسیحان من دست مگذارید. و انبیای مرا ضررمرسانید. bible_en_fa That thou givest them they gather: thou openest thine hand, they are filled with good. پس قحطی را بر آن زمین خواند وتمامی قوام نان را شکست، bible_en_fa Thou hidest thy face, they are troubled: thou takest away their breath, they die, and return to their dust. و مردی پیش روی ایشان فرستاد، یعنی یوسف را که او را به غلامی فروختند. bible_en_fa Thou sendest forth thy spirit, they are created: and thou renewest the face of the earth. پایهای وی را به زنجیرها خستند وجان او در آهن بسته شد bible_en_fa The glory of the LORD shall endure for ever: the LORD shall rejoice in his works. تا وقتی که سخن اوواقع شد. و کلام خداوند او را امتحان نمود. bible_en_fa He looketh on the earth, and it trembleth: he toucheth the hills, and they smoke. آنگاه پادشاه فرستاده، بندهای او را گشاد وسلطان قوم‌ها او را آزاد ساخت. bible_en_fa I will sing unto the LORD as long as I live: I will sing praise to my God while I have my being. او را بر خانه خود حاکم قرار داد و مختار بر تمام مایملک خویش. bible_en_fa My meditation of him shall be sweet: I will be glad in the LORD. تا به اراده خود سروران او را بند نمایدو مشایخ او را حکمت آموزد. bible_en_fa Let the sinners be consumed out of the earth, and let the wicked be no more. Bless thou the LORD, O my soul. Praise ye the LORD. پس اسرائیل به مصر درآمدند و یعقوب درزمین حام غربت پذیرفت. bible_en_fa O give thanks unto the LORD; call upon his name: make known his deeds among the people. و او قوم خود را به غایت بارور گردانید و ایشان را از دشمنان ایشان قوی تر ساخت. bible_en_fa Sing unto him, sing psalms unto him: talk ye of all his wondrous works. لیکن دل ایشان را برگردانید تابر قوم او کینه ورزند و بر بندگان وی حیله نمایند. bible_en_fa Glory ye in his holy name: let the heart of them rejoice that seek the LORD. بنده خود موسی را فرستاد و هارون را که برگزیده بود. bible_en_fa Seek the LORD, and his strength: seek his face evermore. کلمات و آیات او را در میان ایشان اقامه کردند و عجایب او را در زمین حام. bible_en_fa Remember his marvellous works that he hath done; his wonders, and the judgments of his mouth; ظلمت را فرستاد که تاریک گردید. پس به کلام او مخالفت نورزیدند. bible_en_fa O ye seed of Abraham his servant, ye children of Jacob his chosen. آبهای ایشان را به خون مبدل ساخت و ماهیان ایشان را میرانید. bible_en_fa He is the LORD our God: his judgments are in all the earth. زمین ایشان غوکها را به ازدحام پیدا نمود، حتی درحرمهای پادشاهان ایشان. bible_en_fa He hath remembered his covenant for ever, the word which he commanded to a thousand generations. او گفت و انواع مگسها پدید آمد و پشه هادر همه حدود ایشان. bible_en_fa Which covenant he made with Abraham, and his oath unto Isaac; تگرگ را به عوض باران بارانید و آتش مشتعل را در زمین ایشان. bible_en_fa And confirmed the same unto Jacob for a law, and to Israel for an everlasting covenant: موهاو انجیرهای ایشان را زد و درختان محال ایشان رابشکست. bible_en_fa Saying, Unto thee will I give the land of Canaan, the lot of your inheritance: او گفت و ملخ پدید آمد و کرمها ازحد شماره افزون. bible_en_fa When they were but a few men in number; yea, very few, and strangers in it. و هر سهم را در زمین ایشان بخوردند و میوه های زمین ایشان را خوردند. bible_en_fa When they went from one nation to another, from one kingdom to another people; وجمیع نخست زادگان را در زمین ایشان زد، اوائل تمامی قوت ایشان را. bible_en_fa He suffered no man to do them wrong: yea, he reproved kings for their sakes; و ایشان را با طلا و نقره بیرون آورد که در اسباط ایشان یکی ضعیف نبود. bible_en_fa Saying, Touch not mine anointed, and do my prophets no harm. مصریان از بیرون رفتن ایشان شاد بودند زیرا که خوف ایشان بر آنها مستولی گردیده بود. bible_en_fa Moreover he called for a famine upon the land: he brake the whole staff of bread. ابری برای پوشش گسترانید و آتشی که شامگاه روشنایی دهد. bible_en_fa He sent a man before them, even Joseph, who was sold for a servant: سوال کردند پس سلوی برای ایشان فرستاد و ایشان را از نان آسمان سیرگردانید. bible_en_fa Whose feet they hurt with fetters: he was laid in iron: صخره را بشکافت و آب جاری شد؛ در جایهای خشک مثل نهر روان گردید. bible_en_fa Until the time that his word came: the word of the LORD tried him. زیراکلام مقدس خود را به یاد آورد و بنده خویش ابراهیم را. bible_en_fa The king sent and loosed him; even the ruler of the people, and let him go free. و قوم خود را با شادمانی بیرون آورد و برگزیدگان خویش را با ترنم. bible_en_fa He made him lord of his house, and ruler of all his substance: وزمینهای امتها را بدیشان داد و زحمت قوم‌ها راوارث شدند.تا آنکه فرایض او را نگاه دارند وشریعت او را حفظ نمایند. هللویاه! bible_en_fa To bind his princes at his pleasure; and teach his senators wisdom. تا آنکه فرایض او را نگاه دارند وشریعت او را حفظ نمایند. هللویاه! bible_en_fa Israel also came into Egypt; and Jacob sojourned in the land of Ham. هللویاه! خداوند را حمد بگوییدزیرا که او نیکو است و رحمت او تاابدالاباد! bible_en_fa And he increased his people greatly; and made them stronger than their enemies. کیست که اعمال عظیم خداوند رابگوید و همه تسبیحات او را بشنواند؟ bible_en_fa He turned their heart to hate his people, to deal subtilly with his servants. خوشابحال آنانی که انصاف را نگاه دارند و آن که عدالت را در همه وقت به عمل آورد. bible_en_fa He sent Moses his servant; and Aaron whom he had chosen. ‌ای خداوند مرا یاد کن به رضامندیی که با قوم خودمی داری و به نجات خود از من تفقد نما. bible_en_fa They shewed his signs among them, and wonders in the land of Ham. تاسعادت برگزیدگان تو را ببینم و به شادمانی قوم تو مسرور شوم و با میراث تو فخر نمایم. bible_en_fa He sent darkness, and made it dark; and they rebelled not against his word. با پدران خود گناه نموده‌ایم و عصیان ورزیده، شرارت کرده‌ایم. bible_en_fa He turned their waters into blood, and slew their fish. پدران ما کارهای عجیب تو را در مصر نفهمیدند و کثرت رحمت تو را به یاد نیاوردند بلکه نزد دریا یعنی بحر قلزم فتنه انگیختند. bible_en_fa Their land brought forth frogs in abundance, in the chambers of their kings. لیکن به‌خاطر اسم خود ایشان رانجات داد تا توانایی خود را اعلان نماید. bible_en_fa He spake, and there came divers sorts of flies, and lice in all their coasts. و بحرقلزم را عتاب کرد که خشک گردید. پس ایشان رادر لجه‌ها مثل بیابان رهبری فرمود. bible_en_fa He gave them hail for rain, and flaming fire in their land. و ایشان رااز دست دشمن نجات داد و از دست خصم رهایی بخشید. bible_en_fa He smote their vines also and their fig trees; and brake the trees of their coasts. و آب، دشمنان ایشان را پوشانید که یکی از ایشان باقی نماند. bible_en_fa He spake, and the locusts came, and caterpillers, and that without number, آنگاه به کلام اوایمان آوردند و حمد او را سراییدند. bible_en_fa And did eat up all the herbs in their land, and devoured the fruit of their ground. لیکن اعمال او را به زودی فراموش کردند و مشورت اورا انتظار نکشیدند. bible_en_fa He smote also all the firstborn in their land, the chief of all their strength. بلکه شهوت‌پرستی نمودنددر بادیه؛ و خدا را امتحان کردند در هامون. bible_en_fa He brought them forth also with silver and gold: and there was not one feeble person among their tribes. ومسالت ایشان را بدیشان داد. لیکن لاغری درجانهای ایشان فرستاد. bible_en_fa Egypt was glad when they departed: for the fear of them fell upon them. پس به موسی در اردو حسد بردند و به هارون، مقدس یهوه. bible_en_fa He spread a cloud for a covering; and fire to give light in the night. و زمین شکافته شده، داتان را فرو برد و جماعت ابیرام را پوشانید. bible_en_fa The people asked, and he brought quails, and satisfied them with the bread of heaven. وآتش، در جماعت ایشان افروخته شده، شعله آتش شریران را سوزانید. bible_en_fa He opened the rock, and the waters gushed out; they ran in the dry places like a river. گوساله‌ای درحوریب ساختند و بتی ریخته شده را پرستش نمودند. bible_en_fa For he remembered his holy promise, and Abraham his servant. و جلال خود را تبدیل نمودند به مثال گاوی که علف می‌خورد. bible_en_fa And he brought forth his people with joy, and his chosen with gladness: و خدای نجات‌دهنده خود را فراموش کردند که کارهای عظیم در مصر کرده بود. bible_en_fa And gave them the lands of the heathen: and they inherited the labour of the people; و اعمال عجیبه را در زمین حام و کارهای ترسناک را در بحر قلزم. bible_en_fa That they might observe his statutes, and keep his laws. Praise ye the LORD. آنگاه گفت که ایشان را هلاک بکند. اگر برگزیده اوموسی در شکاف به حضور وی نمی ایستاد، تاغضب او را از هلاکت ایشان برگرداند. bible_en_fa Praise ye the LORD. O give thanks unto the LORD; for he is good: for his mercy endureth for ever. و زمین مرغوب را خوار شمردند و به کلام وی ایمان نیاوردند. bible_en_fa Who can utter the mighty acts of the LORD? who can shew forth all his praise? و در خیمه های خود همهمه کردندو قول خداوند را استماع ننمودند. bible_en_fa Blessed are they that keep judgment, and he that doeth righteousness at all times. لهذا دست خود را برایشان برافراشت، که ایشان را در صحرااز پا درآورد. bible_en_fa Remember me, O LORD, with the favour that thou bearest unto thy people: O visit me with thy salvation; و ذریت ایشان را در میان امتهابیندازد و ایشان را در زمینها پراکنده کند. bible_en_fa That I may see the good of thy chosen, that I may rejoice in the gladness of thy nation, that I may glory with thine inheritance. پس به بعل فغور پیوستند و قربانی های مردگان راخوردند. bible_en_fa We have sinned with our fathers, we have committed iniquity, we have done wickedly. و به‌کارهای خود خشم او را به هیجان آوردند و وبا بر ایشان سخت آمد. bible_en_fa Our fathers understood not thy wonders in Egypt; they remembered not the multitude of thy mercies; but provoked him at the sea, even at the Red sea. آنگاه فینحاس بر پا ایستاده، داوری نمود ووبا برداشته شد. bible_en_fa Nevertheless he saved them for his name's sake, that he might make his mighty power to be known. و این برای او به عدالت محسوب گردید، نسلا بعد نسل تا ابدالاباد. bible_en_fa He rebuked the Red sea also, and it was dried up: so he led them through the depths, as through the wilderness. واو را نزد آب مریبه غضبناک نمودند. حتی موسی را به‌خاطر ایشان آزاری عارض گردید. bible_en_fa And he saved them from the hand of him that hated them, and redeemed them from the hand of the enemy. زیراکه روح او را تلخ ساختند، تا از لبهای خود ناسزاگفت. bible_en_fa And the waters covered their enemies: there was not one of them left. و آن قوم‌ها را هلاک نکردند، که درباره ایشان خداوند امر فرموده بود. bible_en_fa Then believed they his words; they sang his praise. بلکه خویشتن را با امتها آمیختند و کارهای ایشان را آموختند. bible_en_fa They soon forgat his works; they waited not for his counsel: و بتهای ایشان را پرستش نمودند تا آنکه برای ایشان دام گردید. bible_en_fa But lusted exceedingly in the wilderness, and tempted God in the desert. و پسران و دختران خویش رابرای دیوها قربانی گذرانیدند. bible_en_fa And he gave them their request; but sent leanness into their soul. و خون بی‌گناه راریختند یعنی خون پسران و دختران خود را که آن را برای بتهای کنعان ذبح کردند و زمین از خون ملوث گردید. bible_en_fa They envied Moses also in the camp, and Aaron the saint of the LORD. و از کارهای خود نجس شدند ودر افعال خویش زناکار گردیدند. bible_en_fa The earth opened and swallowed up Dathan, and covered the company of Abiram. لهذا خشم خداوند بر قوم خود افروخته شد و میراث خویش را مکروه داشت. bible_en_fa And a fire was kindled in their company; the flame burned up the wicked. و ایشان را به‌دست امتها تسلیم نمود تا آنانی که از ایشان نفرت داشتند، بر ایشان حکمرانی کردند. bible_en_fa They made a calf in Horeb, and worshipped the molten image. و دشمنان ایشان بر ایشان ظلم نمودند و زیر دست ایشان ذلیل گردیدند. bible_en_fa Thus they changed their glory into the similitude of an ox that eateth grass. بارهای بسیار ایشان راخلاصی داد. لیکن به مشورتهای خویش براو فتنه کردند و به‌سبب گناه خویش خوار گردیدند. bible_en_fa They forgat God their saviour, which had done great things in Egypt; با وجود این، بر تنگی ایشان نظر کرد، وقتی که فریاد ایشان را شنید. bible_en_fa Wondrous works in the land of Ham, and terrible things by the Red sea. و به‌خاطر ایشان، عهدخود را به یاد آورد و در کثرت رحمت خویش بازگشت نمود. bible_en_fa Therefore he said that he would destroy them, had not Moses his chosen stood before him in the breach, to turn away his wrath, lest he should destroy them. و ایشان را حرمت داد، در نظرجمیع اسیرکنندگان ایشان. bible_en_fa Yea, they despised the pleasant land, they believed not his word: ‌ای یهوه خدای ما، ما را نجات ده! و ما را از میان امتها جمع کن! تا نام قدوس تو را حمد گوییم و در تسبیح تو فخرنماییم.یهوه خدای اسرائیل متبارک باد از ازل تا ابدالاباد. و تمامی قوم بگویند آمین. هللویاه! bible_en_fa But murmured in their tents, and hearkened not unto the voice of the LORD. یهوه خدای اسرائیل متبارک باد از ازل تا ابدالاباد. و تمامی قوم بگویند آمین. هللویاه! bible_en_fa Therefore he lifted up his hand against them, to overthrow them in the wilderness: خداوند را حمد بگویید زیرا که اونیکو است و رحمت او باقی است تا ابدالاباد. bible_en_fa To overthrow their seed also among the nations, and to scatter them in the lands. فدیه شدگان خداوند این را بگویند که ایشان را از دست دشمن فدیه داده است. bible_en_fa They joined themselves also unto Baal-peor, and ate the sacrifices of the dead. وایشان را از بلدان جمع کرده، از مشرق و مغرب واز شمال و جنوب. bible_en_fa Thus they provoked him to anger with their inventions: and the plague brake in upon them. در صحرا آواره شدند و دربادیه‌ای بی‌طریق و شهری برای سکونت نیافتند. bible_en_fa Then stood up Phinehas, and executed judgment: and so the plague was stayed. گرسنه و تشنه نیز شدند و جان ایشان در ایشان مستمند گردید. bible_en_fa And that was counted unto him for righteousness unto all generations for evermore. آنگاه در تنگی خود نزدخداوند فریاد برآوردند و ایشان را از تنگیهای ایشان رهایی بخشید. bible_en_fa They angered him also at the waters of strife, so that it went ill with Moses for their sakes: و ایشان را به راه مستقیم رهبری نمود، تا به شهری مسکون درآمدند. bible_en_fa Because they provoked his spirit, so that he spake unadvisedly with his lips. پس خداوند را به‌سبب رحمتش تشکرنمایند و به‌سبب کارهای عجیب وی با بنی آدم. bible_en_fa They did not destroy the nations, concerning whom the LORD commanded them: زیرا که جان آرزومند را سیر گردانید و جان گرسنه را از چیزهای نیکو پر ساخت. bible_en_fa But were mingled among the heathen, and learned their works. آنانی که در تاریکی و سایه موت نشسته بودند، که درمذلت و آهن بسته شده بودند. bible_en_fa And they served their idols: which were a snare unto them. زیرا به کلام خدامخالفت نمودند و به نصیحت حضرت اعلی اهانت کردند. bible_en_fa Yea, they sacrificed their sons and their daughters unto devils, و او دل ایشان را به مشقت ذلیل ساخت. بلغزیدند و مدد کننده‌ای نبود. bible_en_fa And shed innocent blood, even the blood of their sons and of their daughters, whom they sacrificed unto the idols of Canaan: and the land was polluted with blood. آنگاه در تنگی خود نزد خداوند فریاد برآوردند وایشان را از تنگیهای ایشان رهایی بخشید. bible_en_fa Thus were they defiled with their own works, and went a whoring with their own inventions. ایشان را از تاریکی و سایه موت بیرون آورد وبندهای ایشان را بگسست. bible_en_fa Therefore was the wrath of the LORD kindled against his people, insomuch that he abhorred his own inheritance. پس خداوند را به‌سبب رحمتش تشکرنمایند و به‌سبب کارهای عجیب او با بنی آدم. bible_en_fa And he gave them into the hand of the heathen; and they that hated them ruled over them. زیرا که دروازه های برنجین را شکسته، وبندهای آهنین را پاره کرده است. bible_en_fa Their enemies also oppressed them, and they were brought into subjection under their hand. احمقان به‌سبب طریق شریرانه خود و به‌سبب گناهان خویش، خود را ذلیل ساختند. bible_en_fa Many times did he deliver them; but they provoked him with their counsel, and were brought low for their iniquity. جان ایشان هرقسم خوراک را مکروه داشت و به دروازه های موت نزدیک شدند. bible_en_fa Nevertheless he regarded their affliction, when he heard their cry: آنگاه در تنگی خود نزدخداوند فریاد برآوردند و ایشان را از تنگیهای ایشان رهایی بخشید. bible_en_fa And he remembered for them his covenant, and repented according to the multitude of his mercies. کلام خود را فرستاده، ایشان را شفا بخشید و ایشان را از هلاکتهای ایشان رهانید. bible_en_fa He made them also to be pitied of all those that carried them captives. پس خداوند را به‌سبب رحمتش تشکرنمایند و به‌سبب کارهای عجیب او با بنی آدم. bible_en_fa Save us, O LORD our God, and gather us from among the heathen, to give thanks unto thy holy name, and to triumph in thy praise. و قربانی های تشکر را بگذرانند و اعمال وی رابه ترنم ذکر کنند. bible_en_fa Blessed be the Lord God of Israel from everlasting to everlasting: and let all the people say, Amen. Praise ye the LORD. آنانی که در کشتیها به دریارفتند، و در آبهای کثیر شغل کردند. bible_en_fa O give thanks unto the LORD, for he is good: for his mercy endureth for ever. اینان کارهای خداوند را دیدند و اعمال عجیب او را درلجه‌ها. bible_en_fa Let the redeemed of the LORD say so, whom he hath redeemed from the hand of the enemy; او گفت پس باد تند را وزانید و امواج آن را برافراشت. bible_en_fa And gathered them out of the lands, from the east, and from the west, from the north, and from the south. به آسمانها بالا رفتند و به لجه‌ها فرود شدند و جان ایشان از سخنی گداخته گردید. bible_en_fa They wandered in the wilderness in a solitary way; they found no city to dwell in. سرگردان گشته، مثل مستان افتان وخیزان شدند و عقل ایشان تمام حیران گردید. bible_en_fa Hungry and thirsty, their soul fainted in them. آنگاه در تنگی خود نزد خداوند فریادبرآوردند و ایشان را از تنگیهای ایشان رهایی بخشید. bible_en_fa Then they cried unto the LORD in their trouble, and he delivered them out of their distresses. طوفان را به آرامی ساکت ساخت که موجهایش ساکن گردید. bible_en_fa And he led them forth by the right way, that they might go to a city of habitation. پس مسرور شدندزیرا که آسایش یافتند و ایشان را به بندر مرادایشان رسانید. bible_en_fa Oh that men would praise the LORD for his goodness, and for his wonderful works to the children of men! پس خداوند را به‌سبب رحمتش تشکرنمایند و به‌سبب کارهای عجیب او با بنی آدم. bible_en_fa For he satisfieth the longing soul, and filleth the hungry soul with goodness. و او را در مجمع قوم متعال بخوانند و درمجلس مشایخ او را تسبیح بگویند. bible_en_fa Such as sit in darkness and in the shadow of death, being bound in affliction and iron; او نهرها رابه بادیه مبدل کرد و چشمه های آب را به زمین تشنه. bible_en_fa Because they rebelled against the words of God, and contemned the counsel of the most High: و زمین بارور را نیز به شوره زار، به‌سبب شرارت ساکنان آن. bible_en_fa Therefore he brought down their heart with labour; they fell down, and there was none to help. بادیه را به دریاچه آب مبدل کرد و زمین خشک را به چشمه های آب. bible_en_fa Then they cried unto the LORD in their trouble, and he saved them out of their distresses. و گرسنگان را در آنجا ساکن ساخت تا شهری برای سکونت بنا نمودند. bible_en_fa He brought them out of darkness and the shadow of death, and brake their bands in sunder. و مزرعه‌ها کاشتند وتاکستانها غرس نمودند و حاصل غله به عمل آوردند. bible_en_fa Oh that men would praise the LORD for his goodness, and for his wonderful works to the children of men! و ایشان را برکت داد تا به غایت کثیرشدند و بهایم ایشان را نگذارد کم شوند. bible_en_fa For he hath broken the gates of brass, and cut the bars of iron in sunder. و بازکم گشتند و ذلیل شدند، از ظلم و شقاوت و حزن. bible_en_fa Fools because of their transgression, and because of their iniquities, are afflicted. ذلت را بر روسا می‌ریزد و ایشان را در بادیه‌ای که راه ندارد آواره می‌سازد. bible_en_fa Their soul abhorreth all manner of meat; and they draw near unto the gates of death. اما مسکین را ازمشقتش برمی افروزد و قبیله‌ها را مثل گله هابرایش پیدا می‌کند. bible_en_fa Then they cry unto the LORD in their trouble, and he saveth them out of their distresses. صالحان این را دیده، شادمان می‌شوند و تمامی شرارت دهان خود راخواهد بست.کیست خردمند تا بدین چیزهاتفکر نماید؟ که ایشان رحمت های خداوند راخواهند فهمید. bible_en_fa He sent his word, and healed them, and delivered them from their destructions. کیست خردمند تا بدین چیزهاتفکر نماید؟ که ایشان رحمت های خداوند راخواهند فهمید. bible_en_fa Oh that men would praise the LORD for his goodness, and for his wonderful works to the children of men! ای خدا دل من مستحکم است. من خواهم سرایید و ترنم خواهم نمودو جلال من نیز. bible_en_fa And let them sacrifice the sacrifices of thanksgiving, and declare his works with rejoicing. ‌ای عود و بربط بیدار شوید! من نیز در سحرگاه بیدار خواهم شد. bible_en_fa They that go down to the sea in ships, that do business in great waters; ‌ای خداوند، تو را در میان قوم‌ها حمد خواهم گفت و در میان طایفه‌ها تو را خواهم سرایید. bible_en_fa These see the works of the LORD, and his wonders in the deep. زیرا که رحمت توعظیم است، فوق آسمانها! و راستی تو تا افلاک می‌رسد! bible_en_fa For he commandeth, and raiseth the stormy wind, which lifteth up the waves thereof. ‌ای خدا، بر فوق آسمانها متعال باش وجلال تو بر تمامی زمین! bible_en_fa They mount up to the heaven, they go down again to the depths: their soul is melted because of trouble. تا محبوبان تو خلاصی یابند. به‌دست راست خود نجات ده و مرا اجابت فرما. bible_en_fa They reel to and fro, and stagger like a drunken man, and are at their wits' end. خدا در قدوسیت خود سخن گفته است، پس وجد خواهم نمود. شکیم را تقسیم می‌کنم و وادی سکوت را خواهم پیمود. bible_en_fa Then they cry unto the LORD in their trouble, and he bringeth them out of their distresses. جلعاد از آن من است و منسی از آن من. و افرایم خود سر من. ویهودا عصای سلطنت من. bible_en_fa He maketh the storm a calm, so that the waves thereof are still. موآب ظرف شست وشوی من است، و بر ادوم نعلین خود را خواهم‌انداخت و بر فلسطین فخر خواهم نمود. bible_en_fa Then are they glad because they be quiet; so he bringeth them unto their desired haven. کیست که مرا به شهر حصین درآورد؟ کیست که مرا به ادوم رهبری نماید؟ bible_en_fa Oh that men would praise the LORD for his goodness, and for his wonderful works to the children of men! آیا نه تو‌ای خداکه ما را ترک کرده‌ای؟ و تو‌ای خدا که بالشکرهای ما بیرون نمی آیی؟ bible_en_fa Let them exalt him also in the congregation of the people, and praise him in the assembly of the elders. ما را بر دشمن امداد فرما، زیرا که مدد انسان باطل است.درخدا با شجاعت کار خواهیم کرد و او دشمنان مارا پایمال خواهد نمود. bible_en_fa He turneth rivers into a wilderness, and the watersprings into dry ground; درخدا با شجاعت کار خواهیم کرد و او دشمنان مارا پایمال خواهد نمود. bible_en_fa A fruitful land into barrenness, for the wickedness of them that dwell therein. خدای تسبیح من، خاموش مباش! bible_en_fa He turneth the wilderness into a standing water, and dry ground into watersprings. زیرا که دهان شرارت ودهان فریب را بر من گشوده‌اند، و به زبان دروغ برمن سخن گفته‌اند. bible_en_fa And there he maketh the hungry to dwell, that they may prepare a city for habitation; به سخنان کینه مرا احاطه کرده‌اند و بی‌سبب با من جنگ نموده‌اند. bible_en_fa And sow the fields, and plant vineyards, which may yield fruits of increase. به عوض محبت من، با من مخالفت می‌کنند، و اما من دعا. bible_en_fa He blesseth them also, so that they are multiplied greatly; and suffereth not their cattle to decrease. و به عوض نیکویی به من بدی کرده‌اند. و به عوض محبت، عداوت نموده. bible_en_fa Again, they are minished and brought low through oppression, affliction, and sorrow. مردی شریر را براو بگمار، و دشمن به‌دست راست او بایستد. bible_en_fa He poureth contempt upon princes, and causeth them to wander in the wilderness, where there is no way. هنگامی که در محاکمه بیاید، خطا کار بیرون آیدو دعای او گناه بشود. bible_en_fa Yet setteth he the poor on high from affliction, and maketh him families like a flock. ایام عمرش کم شود ومنصب او را دیگری ضبط نماید. bible_en_fa The righteous shall see it, and rejoice: and all iniquity shall stop her mouth. فرزندان اویتیم بشوند و زوجه وی بیوه گردد. bible_en_fa Whoso is wise, and will observe these things, even they shall understand the lovingkindness of the LORD. و فرزندان او آواره شده، گدایی بکنند و از خرابه های خودقوت را بجویند. bible_en_fa O God, my heart is fixed; I will sing and give praise, even with my glory. طلبکار تمامی مایملک او را ضبط نماید و اجنبیان محنت او را تاراج کنند. bible_en_fa Awake, psaltery and harp: I myself will awake early. کسی نباشد که بر او رحمت کند و بر یتیمان وی احدی رافت ننماید. bible_en_fa I will praise thee, O LORD, among the people: and I will sing praises unto thee among the nations. ذریت وی منقطع گردند و در طبقه بعد نام ایشان محو شود. bible_en_fa For thy mercy is great above the heavens: and thy truth reacheth unto the clouds. عصیان پدرانش نزد خداوند به یاد آورده شودو گناه مادرش محو نگردد. bible_en_fa Be thou exalted, O God, above the heavens: and thy glory above all the earth; و آنها در مد نظرخداوند دائم بماند تا یادگاری ایشان را از زمین ببرد. bible_en_fa That thy beloved may be delivered: save with thy right hand, and answer me. زیرا که رحمت نمودن را به یاد نیاورد، بلکه بر فقیر و مسکین جفا کرد و بر شکسته دل تااو را به قتل رساند. bible_en_fa God hath spoken in his holiness; I will rejoice, I will divide Shechem, and mete out the valley of Succoth. چون که لعنت را دوست می‌داشت بدو رسیده و چون که برکت رانمی خواست، از او دور شده است. bible_en_fa Gilead is mine; Manasseh is mine; Ephraim also is the strength of mine head; Judah is my lawgiver; و لعنت رامثل ردای خود در بر‌گرفت و مثل آب به شکمش درآمد و مثل روغن در استخوانهای وی. bible_en_fa Moab is my washpot; over Edom will I cast out my shoe; over Philistia will I triumph. پس مثل جامه‌ای که او را می‌پوشاند، و چون کمربندی که به آن همیشه بسته می‌شود، خواهدبود. bible_en_fa Who will bring me into the strong city? who will lead me into Edom? این است اجرت مخالفانم از جانب خداوند و برای آنانی که بر جان من بدی می‌گویند. bible_en_fa Wilt not thou, O God, who hast cast us off? and wilt not thou, O God, go forth with our hosts? اما تو‌ای یهوه خداوند به‌خاطر نام خود بامن عمل نما؛ چون که رحمت تو نیکوست، مراخلاصی ده. bible_en_fa Give us help from trouble: for vain is the help of man. زیرا که من فقیر و مسکین هستم ودل من در اندرونم مجروح است. bible_en_fa Through God we shall do valiantly: for he it is that shall tread down our enemies. مثل سایه‌ای که در زوال باشد رفته‌ام و مثل ملخ رانده شده‌ام. bible_en_fa Hold not thy peace, O God of my praise; زانوهایم از روزه داشتن می‌لرزد و گوشتم ازفربهی کاهیده می‌شود. bible_en_fa For the mouth of the wicked and the mouth of the deceitful are opened against me: they have spoken against me with a lying tongue. و من نزد ایشان عارگردیده‌ام. چون مرا می‌بینند سر خود رامی جنبانند. bible_en_fa They compassed me about also with words of hatred; and fought against me without a cause. ‌ای یهوه خدای من مرا اعانت فرما، و به حسب رحمت خود مرا نجات ده، bible_en_fa For my love they are my adversaries: but I give myself unto prayer. تا بدانند که این است دست تو، و تو‌ای خداوند این را کرده‌ای. bible_en_fa And they have rewarded me evil for good, and hatred for my love. ایشان لعنت بکنند، اما تو برکت بده. ایشان برخیزند و خجل گردند و اما بنده توشادمان شود. bible_en_fa Set thou a wicked man over him: and let Satan stand at his right hand. جفا کنندگانم به رسوایی ملبس شوند و خجالت خویش را مثل ردا بپوشند. bible_en_fa When he shall be judged, let him be condemned: and let his prayer become sin. خداوند را به زبان خود بسیار تشکر خواهم کرد و او را در جماعت کثیر حمد خواهم گفت.زیرا که به‌دست راست مسکین خواهد ایستادتا او را از آنانی که بر جان او فتوا می‌دهندبرهاند. bible_en_fa Let his days be few; and let another take his office. زیرا که به‌دست راست مسکین خواهد ایستادتا او را از آنانی که بر جان او فتوا می‌دهندبرهاند. bible_en_fa Let his children be fatherless, and his wife a widow. یهوه به خداوند من گفت: «به‌دست راست من بنشین تا دشمنانت را پای انداز تو سازم.» bible_en_fa Let his children be continually vagabonds, and beg: let them seek their bread also out of their desolate places. خداوند عصای قوت تو را ازصهیون خواهد فرستاد. در میان دشمنان خودحکمرانی کن. bible_en_fa Let the extortioner catch all that he hath; and let the strangers spoil his labour. قوم تو در روز قوت تو، هدایای تبرعی می‌باشند. در زینتهای قدوسیت، شبنم جوانی تو از رحم صحرگاه برای توست. bible_en_fa Let there be none to extend mercy unto him: neither let there be any to favour his fatherless children. خداوند قسم خورده است و پشیمان نخواهدشد که «تو کاهن هستی تا ابدالاباد، به رتبه ملکیصدق.» bible_en_fa Let his posterity be cut off; and in the generation following let their name be blotted out. خداوند که به‌دست راست توست؛ در روز غضب خود پادشاهان را شکست خواهد داد. bible_en_fa Let the iniquity of his fathers be remembered with the LORD; and let not the sin of his mother be blotted out. در میان امتها داوری خواهد کرد. از لاشها پر خواهد ساخت و سر آنها را درزمین وسیع خواهد کوبید.از نهر سر راه خواهد نوشید. بنابراین سر خود را بر‌خواهدافراشت. bible_en_fa Let them be before the LORD continually, that he may cut off the memory of them from the earth. از نهر سر راه خواهد نوشید. بنابراین سر خود را بر‌خواهدافراشت. bible_en_fa Because that he remembered not to shew mercy, but persecuted the poor and needy man, that he might even slay the broken in heart. هللویاه! خداوند را به تمامی دل حمد خواهم گفت، در مجلس راستان و در جماعت. bible_en_fa As he loved cursing, so let it come unto him: as he delighted not in blessing, so let it be far from him. کارهای خداوند عظیم است، و همگانی که به آنها رغبت دارند در آنهاتفتیش می‌کنند. bible_en_fa As he clothed himself with cursing like as with his garment, so let it come into his bowels like water, and like oil into his bones. کار او جلال و کبریایی است وعدالت وی پایدار تا ابدالاباد. bible_en_fa Let it be unto him as the garment which covereth him, and for a girdle wherewith he is girded continually. یادگاری برای کارهای عجیب خود ساخته است. خداوند کریم و رحیم است. bible_en_fa Let this be the reward of mine adversaries from the LORD, and of them that speak evil against my soul. ترسندگان خود را رزقی نیکوداده است. عهد خویش را به یاد خواهد داشت تاابدالاباد. bible_en_fa But do thou for me, O GOD the Lord, for thy name's sake: because thy mercy is good, deliver thou me. قوت اعمال خود را برای قوم خودبیان کرده است تا میراث امتها را بدیشان عطافرماید. bible_en_fa For I am poor and needy, and my heart is wounded within me. کارهای دستهایش راستی و انصاف است و جمیع فرایض وی امین. bible_en_fa I am gone like the shadow when it declineth: I am tossed up and down as the locust. آنها پایدار است تا ابدالاباد. در راستی و استقامت کرده شده. bible_en_fa My knees are weak through fasting; and my flesh faileth of fatness. فدیه‌ای برای قوم خود فرستاد و عهد خویش راتا ابد امر فرمود. نام او قدوس و مهیب است.ترس خداوند ابتدای حکمت است. همه عاملین آنها را خردمندی نیکو است. حمد اوپایدار است تا ابدالاباد. bible_en_fa I became also a reproach unto them: when they looked upon me they shaked their heads. ترس خداوند ابتدای حکمت است. همه عاملین آنها را خردمندی نیکو است. حمد اوپایدار است تا ابدالاباد. bible_en_fa Help me, O LORD my God: O save me according to thy mercy: هللویاه! خوشابحال کسی‌که ازخداوند می‌ترسد و در وصایای اوبسیار رغبت دارد. bible_en_fa That they may know that this is thy hand; that thou, LORD, hast done it. ذریتش در زمین زورآورخواهند بود. طبقه راستان مبارک خواهند شد. bible_en_fa Let them curse, but bless thou: when they arise, let them be ashamed; but let thy servant rejoice. توانگری و دولت در خانه او خواهد بود وعدالتش تا به ابد پایدار است. bible_en_fa Let mine adversaries be clothed with shame, and let them cover themselves with their own confusion, as with a mantle. نور برای راستان در تاریکی طلوع می‌کند. او کریم و رحیم و عادل است. bible_en_fa I will greatly praise the LORD with my mouth; yea, I will praise him among the multitude. فرخنده است شخصی که رئوف و قرض دهنده باشد. او کارهای خود را به انصاف استوارمی دارد. bible_en_fa For he shall stand at the right hand of the poor, to save him from those that condemn his soul. زیرا که تا به ابد جنبش نخواهد خورد. مرد عادل تا به ابد مذکور خواهد بود. bible_en_fa The LORD said unto my Lord, Sit thou at my right hand, until I make thine enemies thy footstool. از خبر بدنخواهد ترسید. دل او پایدار است و بر خداوندتوکل دارد. bible_en_fa The LORD shall send the rod of thy strength out of Zion: rule thou in the midst of thine enemies. دل او استوار است و نخواهد ترسیدتا آرزوی خویش را بر دشمنان خود ببیند. bible_en_fa Thy people shall be willing in the day of thy power, in the beauties of holiness from the womb of the morning: thou hast the dew of thy youth. بذل نموده، به فقرا بخشیده است؛ عدالتش تا به ابدپایدار است. شاخ او با عزت افراشته خواهد شد.شریر این را دیده، غضبناک خواهد شد. دندانهای خود را فشرده، گداخته خواهد گشت. آرزوی شریران زایل خواهد گردید. bible_en_fa The LORD hath sworn, and will not repent, Thou art a priest for ever after the order of Melchizedek. شریر این را دیده، غضبناک خواهد شد. دندانهای خود را فشرده، گداخته خواهد گشت. آرزوی شریران زایل خواهد گردید. bible_en_fa The Lord at thy right hand shall strike through kings in the day of his wrath. هللویاه! ای بندگان خداوند، تسبیح بخوانید. نام خداوند را تسبیح بخوانید. bible_en_fa He shall judge among the heathen, he shall fill the places with the dead bodies; he shall wound the heads over many countries. نام خداوند متبارک باد، از الان تاابدالاباد. bible_en_fa He shall drink of the brook in the way: therefore shall he lift up the head. از مطلع آفتاب تا مغرب آن، نام خداوند را تسبیح خوانده شود. bible_en_fa Praise ye the LORD. I will praise the LORD with my whole heart, in the assembly of the upright, and in the congregation. خداوند برجمیع امتها متعال است و جلال وی فوق آسمانها. bible_en_fa The works of the LORD are great, sought out of all them that have pleasure therein. کیست مانند یهوه خدای ما که بر اعلی علیین نشسته است؟ bible_en_fa His work is honourable and glorious: and his righteousness endureth for ever. و متواضع می‌شود تا نظرنماید بر آسمانها و بر زمین. bible_en_fa He hath made his wonderful works to be remembered: the LORD is gracious and full of compassion. که مسکین را ازخاک برمی دارد و فقیر را از مزبله برمی افرازد. bible_en_fa He hath given meat unto them that fear him: he will ever be mindful of his covenant. تااو را با بزرگان بنشاند یعنی با بزرگان قوم خویش.زن نازاد را خانه نشین می‌سازد و مادر فرحناک فرزندان. هللویاه! bible_en_fa He hath shewed his people the power of his works, that he may give them the heritage of the heathen. زن نازاد را خانه نشین می‌سازد و مادر فرحناک فرزندان. هللویاه! bible_en_fa The works of his hands are verity and judgment; all his commandments are sure. وقتی که اسرائیل از مصر بیرون آمدند، و خاندان یعقوب از قوم اجنبی زبان، bible_en_fa They stand fast for ever and ever, and are done in truth and uprightness. یهودا مقدس او بود و اسرائیل محل سلطنت وی. bible_en_fa He sent redemption unto his people: he hath commanded his covenant for ever: holy and reverend is his name. دریا این را بدید و گریخت واردن به عقب برگشت. bible_en_fa The fear of the LORD is the beginning of wisdom: a good understanding have all they that do his commandments: his praise endureth for ever. کوهها مثل قوچها به جستن درآمدند و تلها مثل بره های گله. bible_en_fa Praise ye the LORD. Blessed is the man that feareth the LORD, that delighteth greatly in his commandments. ‌ای دریاتو را چه شد که گریختی؟ و‌ای اردن که به عقب برگشتی؟ bible_en_fa His seed shall be mighty upon earth: the generation of the upright shall be blessed. ‌ای کوهها که مثل قوچها به جستن درآمدید و‌ای تلها که مثل بره های گله. bible_en_fa Wealth and riches shall be in his house: and his righteousness endureth for ever. ‌ای زمین از حضور خداوند متزلزل شو و از حضور خدای یعقوب.که صخره را دریاچه آب گردانید وسنگ خارا را چشمه آب. bible_en_fa Unto the upright there ariseth light in the darkness: he is gracious, and full of compassion, and righteous. که صخره را دریاچه آب گردانید وسنگ خارا را چشمه آب. bible_en_fa A good man sheweth favour, and lendeth: he will guide his affairs with discretion. ما را نی، ای خداوند! ما را نی، بلکه نام خود را جلال ده! به‌سبب رحمتت و به‌سبب راستی خویش. bible_en_fa Surely he shall not be moved for ever: the righteous shall be in everlasting remembrance. امتها چرابگویند که «خدای ایشان الان کجاست؟» bible_en_fa He shall not be afraid of evil tidings: his heart is fixed, trusting in the LORD. اماخدای ما در آسمانهاست. آنچه را که اراده نموده به عمل آورده است. bible_en_fa His heart is established, he shall not be afraid, until he see his desire upon his enemies. بتهای ایشان نقره وطلاست، از صنعت دستهای انسان. bible_en_fa He hath dispersed, he hath given to the poor; his righteousness endureth for ever; his horn shall be exalted with honour. آنها را دهان است و سخن نمی گویند. آنها را چشمهاست ونمی بینند. bible_en_fa The wicked shall see it, and be grieved; he shall gnash with his teeth, and melt away: the desire of the wicked shall perish. آنها را گوشهاست و نمی شنوند. آنهارا بینی است و نمی بویند. bible_en_fa Praise ye the LORD. Praise, O ye servants of the LORD, praise the name of the LORD. دستها دارند و لمس نمی کنند. و پایها و راه نمی روند. و به گلوی خودتنطق نمی نمایند. bible_en_fa Blessed be the name of the LORD from this time forth and for evermore. سازندگان آنها مثل آنهاهستند، و هر‌که بر آنها توکل دارد. bible_en_fa From the rising of the sun unto the going down of the same the LORD's name is to be praised. ‌ای اسرائیل بر خداوند توکل نما. او معاون وسپر ایشان است. bible_en_fa The LORD is high above all nations, and his glory above the heavens. ‌ای خاندان هارون بر خداوندتوکل نمایید. او معاون و سپر ایشان است. bible_en_fa Who is like unto the LORD our God, who dwelleth on high, ‌ای ترسندگان خداوند، بر خداوند توکل نمایید. او معاون و سپر ایشان است. bible_en_fa Who humbleth himself to behold the things that are in heaven, and in the earth! خداوند ما را به یادآورده، برکت می‌دهد. خاندان اسرائیل را برکت خواهد داد و خاندان هارون را برکت خواهد داد. bible_en_fa He raiseth up the poor out of the dust, and lifteth the needy out of the dunghill; ترسندگان خداوند را برکت خواهد داد، چه کوچک و چه بزرگ. bible_en_fa That he may set him with princes, even with the princes of his people. خداوند شما را ترقی خواهد داد، شما و فرزندان شما را. bible_en_fa He maketh the barren woman to keep house, and to be a joyful mother of children. Praise ye the LORD. شمامبارک خداوند هستید که آسمان و زمین را آفرید. bible_en_fa When Israel went out of Egypt, the house of Jacob from a people of strange language; آسمانها، آسمانهای خداوند است و اما زمین را به بنی آدم عطا فرمود. bible_en_fa Judah was his sanctuary, and Israel his dominion. مردگان نیستند که یاه را تسبیح می‌خوانند؛ و نه آنانی که به خاموشی فرو می‌روند.لیکن ما یاه را متبارک خواهیم خواند، از الان و تا ابدالاباد. هللویاه! bible_en_fa The sea saw it, and fled: Jordan was driven back. لیکن ما یاه را متبارک خواهیم خواند، از الان و تا ابدالاباد. هللویاه! bible_en_fa The mountains skipped like rams, and the little hills like lambs. خداوند را محبت می‌نمایم زیرا که آواز من و تضرع مرا شنیده است. bible_en_fa What ailed thee, O thou sea, that thou fleddest? thou Jordan, that thou wast driven back? زیرا که گوش خود را به من فرا داشته است، پس مدت حیات خود، او را خواهم خواند. bible_en_fa Ye mountains, that ye skipped like rams; and ye little hills, like lambs? ریسمان های موت مرا احاطه کرد و تنگیهای هاویه مرا دریافت، تنگی و غم پیدا کردم. bible_en_fa Tremble, thou earth, at the presence of the Lord, at the presence of the God of Jacob; آنگاه نام خداوند را خواندم. آه‌ای خداوند جان مرارهایی ده! bible_en_fa Which turned the rock into a standing water, the flint into a fountain of waters. خداوند رئوف و عادل است و خدای ما رحیم است. bible_en_fa Not unto us, O LORD, not unto us, but unto thy name give glory, for thy mercy, and for thy truth's sake. خداوند ساده دلان را محافظت می‌کند. ذلیل بودم و مرا نجات داد. bible_en_fa Wherefore should the heathen say, Where is now their God? ‌ای جان من به آرامی خود برگرد، زیراخداوند به تو احسان نموده است. bible_en_fa But our God is in the heavens: he hath done whatsoever he hath pleased. زیرا که جان مرا از موت خلاصی دادی و چشمانم را از اشک و پایهایم را از لغزیدن. bible_en_fa Their idols are silver and gold, the work of men's hands. به حضور خداوند سالک خواهم بود، در زمین زندگان. bible_en_fa They have mouths, but they speak not: eyes have they, but they see not: ایمان آوردم پس سخن گفتم. من بسیار مستمند شدم. bible_en_fa They have ears, but they hear not: noses have they, but they smell not: درپریشانی خود گفتم که «جمیع آدمیان دروغ گویند.» bible_en_fa They have hands, but they handle not: feet have they, but they walk not: neither speak they through their throat. خداوند را چه ادا کنم، برای همه احسانهایی که به من نموده است؟ bible_en_fa They that make them are like unto them; so is every one that trusteth in them. پیاله نجات را خواهم گرفت و نام خداوند را خواهم خواند. bible_en_fa O Israel, trust thou in the LORD: he is their help and their shield. نذرهای خود را به خداوند ادا خواهم کرد، به حضور تمامی قوم او. bible_en_fa O house of Aaron, trust in the LORD: he is their help and their shield. موت مقدسان خداونددر نظر وی گرانبها است. bible_en_fa Ye that fear the LORD, trust in the LORD: he is their help and their shield. آه‌ای خداوند، من بنده تو هستم! من بنده تو و پسر کنیز تو هستم. بندهای مرا گشوده‌ای! bible_en_fa The LORD hath been mindful of us: he will bless us; he will bless the house of Israel; he will bless the house of Aaron. قربانی های تشکر نزدتو خواهم گذرانید و نام خداوند را خواهم خواند. bible_en_fa He will bless them that fear the LORD, both small and great. نذرهای خود را به خداوند ادا خواهم کرد، به حضور تمامی قوم وی،در صحن های خانه خداوند، در اندرون تو‌ای اورشلیم. هللویاه! bible_en_fa The LORD shall increase you more and more, you and your children. در صحن های خانه خداوند، در اندرون تو‌ای اورشلیم. هللویاه! bible_en_fa Ye are blessed of the LORD which made heaven and earth. ای جمیع امتها خداوند را تسبیح بخوانید! ای تمامی قبایل! او راحمد گویید!زیرا که رحمت او بر ما عظیم است و راستی خداوند تا ابدالاباد. هللویاه! bible_en_fa The heaven, even the heavens, are the LORD's: but the earth hath he given to the children of men. زیرا که رحمت او بر ما عظیم است و راستی خداوند تا ابدالاباد. هللویاه! bible_en_fa The dead praise not the LORD, neither any that go down into silence. خداوند را حمد گویید زیرا که نیکوست و رحمت او تا ابدالاباداست. bible_en_fa But we will bless the LORD from this time forth and for evermore. Praise the LORD. اسرائیل بگویند که «رحمت او تا ابدالاباداست.» bible_en_fa I love the LORD, because he hath heard my voice and my supplications. خاندان هارون بگویند که «رحمت او تاابدالاباد است.» bible_en_fa Because he hath inclined his ear unto me, therefore will I call upon him as long as I live. ترسندگان خداوند بگویند که «رحمت او تا ابدالاباد است.» bible_en_fa The sorrows of death compassed me, and the pains of hell gat hold upon me: I found trouble and sorrow. در تنگی یاه را خواندم. یاه مرا اجابت فرموده، در جای وسیع آورد. bible_en_fa Then called I upon the name of the LORD; O LORD, I beseech thee, deliver my soul. خداوند با من است، پس نخواهم ترسید. انسان به من چه تواندکرد؟ bible_en_fa Gracious is the LORD, and righteous; yea, our God is merciful. خداوند برایم از مددکاران من است. پس من بر نفرت کنندگان خود آرزوی خویش راخواهم دید. bible_en_fa The LORD preserveth the simple: I was brought low, and he helped me. به خداوند پناه بردن بهتر است ازتوکل نمودن بر آدمیان. bible_en_fa Return unto thy rest, O my soul; for the LORD hath dealt bountifully with thee. به خداوند پناه بردن بهتراست از توکل نمودن بر امیران. bible_en_fa For thou hast delivered my soul from death, mine eyes from tears, and my feet from falling. جمیع امتها مرااحاطه کردند، لیکن به نام خداوند ایشان را هلاک خواهم کرد. bible_en_fa I will walk before the LORD in the land of the living. مرا احاطه کردند و دور مراگرفتند، لیکن به نام خداوند ایشان را هلاک خواهم کرد. bible_en_fa I believed, therefore have I spoken: I was greatly afflicted: مثل زنبورها مرا احاطه کردند ومثل آتش خارها خاموش شدند. زیرا که به نام خداوند ایشان را هلاک خواهم کرد. bible_en_fa I said in my haste, All men are liars. بر من سخت هجوم آوردی تا بیفتم، لیکن خداوند مرااعانت نمود. bible_en_fa What shall I render unto the LORD for all his benefits toward me? خداوند قوت و سرود من است ونجات من شده است. bible_en_fa I will take the cup of salvation, and call upon the name of the LORD. آواز ترنم و نجات درخیمه های عادلان است. دست راست خداوند باشجاعت عمل می‌کند. bible_en_fa I will pay my vows unto the LORD now in the presence of all his people. دست راست خداوندمتعال است. دست راست خداوند با شجاعت عمل می‌کند. bible_en_fa Precious in the sight of the LORD is the death of his saints. نمی میرم بلکه زیست خواهم کرد و کارهای یاه را ذکر خواهم نمود. bible_en_fa O LORD, truly I am thy servant; I am thy servant, and the son of thine handmaid: thou hast loosed my bonds. یاه مرابه شدت تنبیه نموده، لیکن مرا به موت نسپرده است. bible_en_fa I will offer to thee the sacrifice of thanksgiving, and will call upon the name of the LORD. دروازه های عدالت را برای من بگشایید! به آنها داخل شده، یاه را حمد خواهم گفت. bible_en_fa I will pay my vows unto the LORD now in the presence of all his people, دروازه خداوند این است. عادلان بدان داخل خواهند شد. bible_en_fa In the courts of the LORD's house, in the midst of thee, O Jerusalem. Praise ye the LORD. تو را حمد می‌گویم زیرا که مرااجابت فرموده و نجات من شده‌ای. bible_en_fa O praise the LORD, all ye nations: praise him, all ye people. سنگی راکه معماران رد کردند، همان سر زاویه شده است. bible_en_fa For his merciful kindness is great toward us: and the truth of the LORD endureth for ever. Praise ye the LORD. این از جانب خداوند شده و در نظر ما عجیب است. bible_en_fa O give thanks unto the LORD; for he is good: because his mercy endureth for ever. این است روزی که خداوند ظاهر کرده است. درآن وجد و شادی خواهیم نمود. bible_en_fa Let Israel now say, that his mercy endureth for ever. آه‌ای خداوند نجات ببخش! آه‌ای خداوند سعادت عطا فرما! bible_en_fa Let the house of Aaron now say, that his mercy endureth for ever. متبارک باد او که به نام خداوندمی آید. شما را از خانه خداوند برکت می‌دهیم. bible_en_fa Let them now that fear the LORD say, that his mercy endureth for ever. یهوه خدایی است که ما را روشن ساخته است. ذبیحه را به ریسمانها بر شاخهای قربانگاه ببندید. bible_en_fa I called upon the LORD in distress: the LORD answered me, and set me in a large place. تو خدای من هستی تو، پس تو را حمدمی گویم. خدای من، تو را متعال خواهم خواند.خداوند را حمد گویید زیرا که نیکوست ورحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa The LORD is on my side; I will not fear: what can man do unto me? خداوند را حمد گویید زیرا که نیکوست ورحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa The LORD taketh my part with them that help me: therefore shall I see my desire upon them that hate me. خوشا‌به‌حال کاملان طریق که به شریعت خداوند سالکند. bible_en_fa It is better to trust in the LORD than to put confidence in man. خوشا‌به‌حال آنانی که شهادات او را حفظ می‌کنند و به تمامی دل او را می‌طلبند. bible_en_fa It is better to trust in the LORD than to put confidence in princes. کج روی نیز نمی کنندو به طریق های وی سلوک می‌نمایند. bible_en_fa All nations compassed me about: but in the name of the LORD will I destroy them. تووصایای خود را امر فرموده‌ای تا آنها را تمام نگاه داریم. bible_en_fa They compassed me about; yea, they compassed me about: but in the name of the LORD I will destroy them. کاش که راههای من مستحکم شودتا فرایض تو را حفظ کنم. bible_en_fa They compassed me about like bees; they are quenched as the fire of thorns: for in the name of the LORD I will destroy them. آنگاه خجل نخواهم شد چون تمام اوامر تو را در مد نظر خود دارم. bible_en_fa Thou hast thrust sore at me that I might fall: but the LORD helped me. تو را به راستی دل حمد خواهم گفت چون داوریهای عدالت تو را آموخته شوم. bible_en_fa The LORD is my strength and song, and is become my salvation. فرایض تورا نگاه می‌دارم. مرا بالکلیه ترک منما. bible_en_fa The voice of rejoicing and salvation is in the tabernacles of the righteous: the right hand of the LORD doeth valiantly. به چه چیز مرد جوان راه خود را پاک می‌سازد؟ به نگاه داشتنش موافق کلام تو. bible_en_fa The right hand of the LORD is exalted: the right hand of the LORD doeth valiantly. به تمامی دل تو را طلبیدم. مگذار که از اوامر توگمراه شوم. bible_en_fa I shall not die, but live, and declare the works of the LORD. کلام تو را در دل خود مخفی داشتم که مبادا به تو گناه ورزم. bible_en_fa The LORD hath chastened me sore: but he hath not given me over unto death. ‌ای خداوند تومتبارک هستی فرایض خود را به من بیاموز. bible_en_fa Open to me the gates of righteousness: I will go into them, and I will praise the LORD: به لب های خود بیان کردم تمامی داوری های دهان تو را. bible_en_fa This gate of the LORD, into which the righteous shall enter. در طریق شهادات تو شادمانم. bible_en_fa I will praise thee: for thou hast heard me, and art become my salvation. چنانکه در هر قسم توانگری، در وصایای توتفکر می‌کنم و به طریق های تو نگران خواهم بود. bible_en_fa The stone which the builders refused is become the head stone of the corner. از فرایض تو لذت می‌برم، پس کلام تو رافراموش نخواهم کرد. bible_en_fa This is the LORD's doing; it is marvellous in our eyes. به بنده خود احسان بنما تا زنده شوم و کلام تو را حفظ نمایم. bible_en_fa This is the day which the LORD hath made; we will rejoice and be glad in it. چشمان مرا بگشا تا ازشریعت تو چیزهای عجیب بینم. bible_en_fa Save now, I beseech thee, O LORD: O LORD, I beseech thee, send now prosperity. من در زمین غریب هستم. اوامر خود را از من مخفی مدار. bible_en_fa Blessed be he that cometh in the name of the LORD: we have blessed you out of the house of the LORD. جان من شکسته می‌شود از اشتیاق داوریهای تو در هر وقت. bible_en_fa God is the LORD, which hath shewed us light: bind the sacrifice with cords, even unto the horns of the altar. متکبران ملعون را توبیخ نمودی، که از اوامر تو گمراه می‌شوند. bible_en_fa Thou art my God, and I will praise thee: thou art my God, I will exalt thee. ننگ ورسوایی را از من بگردان، زیرا که شهادات تو راحفظ کرده‌ام. bible_en_fa O give thanks unto the LORD; for he is good: for his mercy endureth for ever. سروران نیز نشسته، به ضد من سخن‌گفتند. لیکن بنده تو در فرایض تو تفکرمی کند. bible_en_fa Blessed are the undefiled in the way, who walk in the law of the LORD. شهادات تو نیز ابتهاج من و مشورت دهندگان من بوده‌اند. bible_en_fa Blessed are they that keep his testimonies, and that seek him with the whole heart. جان من به خاک چسبیده است. مرا موافق کلام خود زنده ساز. bible_en_fa They also do no iniquity: they walk in his ways. راههای خود را ذکر کردم و مرا اجابت نمودی. پس فرایض خویش را به من بیاموز. bible_en_fa Thou hast commanded us to keep thy precepts diligently. طریق وصایای خود را به من بفهمان و در کارهای عجیب تو تفکر خواهم نمود. bible_en_fa O that my ways were directed to keep thy statutes! جان من از حزن گداخته می‌شود. مرا موافق کلام خود برپا بدار. bible_en_fa Then shall I not be ashamed, when I have respect unto all thy commandments. راه دروغ را از من دور کن و شریعت خود را به من عنایت فرما. bible_en_fa I will praise thee with uprightness of heart, when I shall have learned thy righteous judgments. طریق راستی رااختیار کردم و داوریهای تو را پیش خود گذاشتم. bible_en_fa I will keep thy statutes: O forsake me not utterly. به شهادات تو چسبیدم. ای خداوند مرا خجل مساز. bible_en_fa Wherewithal shall a young man cleanse his way? by taking heed thereto according to thy word. در طریق اوامر تو دوان خواهم رفت، وقتی که دل مرا وسعت دادی. bible_en_fa With my whole heart have I sought thee: O let me not wander from thy commandments. ‌ای خداوند طریق فرایض خود را به من بیاموز. پس آنها را تا به آخر نگاه خواهم داشت. bible_en_fa Thy word have I hid in mine heart, that I might not sin against thee. مرا فهم بده و شریعت تو را نگاه خواهم داشت و آن را به تمامی دل خود حفظ خواهم نمود. bible_en_fa Blessed art thou, O LORD: teach me thy statutes. مرا در سبیل اوامر خود سالک گردان زیرا که درآن رغبت دارم. bible_en_fa With my lips have I declared all the judgments of thy mouth. دل مرا به شهادات خود مایل گردان و نه به سوی طمع. bible_en_fa I have rejoiced in the way of thy testimonies, as much as in all riches. چشمانم را از دیدن بطالت برگردان و در طریق خود مرا زنده ساز. bible_en_fa I will meditate in thy precepts, and have respect unto thy ways. کلام خود را بر بنده خویش استوار کن، که به ترس تو سپرده شده است. bible_en_fa I will delight myself in thy statutes: I will not forget thy word. ننگ مرا که از آن می‌ترسم از من دور کن زیرا که داوریهای تو نیکواست. bible_en_fa Deal bountifully with thy servant, that I may live, and keep thy word. هان به وصایای تو اشتیاق دارم. به حسب عدالت خود مرا زنده ساز. bible_en_fa Open thou mine eyes, that I may behold wondrous things out of thy law. ‌ای خداوند رحمهای تو به من برسد ونجات تو به حسب کلام تو. bible_en_fa I am a stranger in the earth: hide not thy commandments from me. تا بتوانم ملامت کننده خود را جواب دهم زیرا بر کلام تو توکل دارم. bible_en_fa My soul breaketh for the longing that it hath unto thy judgments at all times. و کلام راستی را از دهانم بالکل مگیرزیرا که به داوریهای تو امیدوارم bible_en_fa Thou hast rebuked the proud that are cursed, which do err from thy commandments. و شریعت تورا دائم نگاه خواهم داشت تا ابدالاباد. bible_en_fa Remove from me reproach and contempt; for I have kept thy testimonies. و به آزادی راه خواهم رفت زیرا که وصایای تو را طلبیده‌ام. bible_en_fa Princes also did sit and speak against me: but thy servant did meditate in thy statutes. و در شهادات تو به حضور پادشاهان سخن خواهم گفت و خجل نخواهم شد. bible_en_fa Thy testimonies also are my delight and my counsellors. و ازوصایای تو تلذذ خواهم یافت که آنها را دوست می‌دارم. bible_en_fa My soul cleaveth unto the dust: quicken thou me according to thy word. و دستهای خود را به اوامر تو که دوست می‌دارم بر خواهم افراشت و در فرایض تو تفکر خواهم نمود. bible_en_fa I have declared my ways, and thou heardest me: teach me thy statutes. کلام خود را با بنده خویش به یاد آور که مرا بر آن امیدوار گردانیدی. bible_en_fa Make me to understand the way of thy precepts: so shall I talk of thy wondrous works. این در مصیبتم تسلی من است زیرا قول تو مرا زنده ساخت. bible_en_fa My soul melteth for heaviness: strengthen thou me according unto thy word. متکبران مرا بسیار استهزا کردند، لیکن ازشریعت تو رو نگردانیدم. bible_en_fa Remove from me the way of lying: and grant me thy law graciously. ‌ای خداوندداوریهای تو را از قدیم به یاد آوردم و خویشتن راتسلی دادم. bible_en_fa I have chosen the way of truth: thy judgments have I laid before me. حدت خشم مرا در‌گرفته است، به‌سبب شریرانی که شریعت تو را ترک کرده‌اند. bible_en_fa I have stuck unto thy testimonies: O LORD, put me not to shame. فرایض تو سرودهای من گردید، در خانه غربت من. bible_en_fa I will run the way of thy commandments, when thou shalt enlarge my heart. ‌ای خداوند نام تو را در شب به یادآوردم و شریعت تو را نگاه داشتم. bible_en_fa Teach me, O LORD, the way of thy statutes; and I shall keep it unto the end. این بهره من گردید، زیرا که وصایای تو را نگاه داشتم. bible_en_fa Give me understanding, and I shall keep thy law; yea, I shall observe it with my whole heart. خداوند نصیب من است. گفتم که کلام تو رانگاه خواهم داشت. bible_en_fa Make me to go in the path of thy commandments; for therein do I delight. رضامندی تو را به تمامی دل خود طلبیدم. به حسب کلام خود بر من رحم فرما. bible_en_fa Incline my heart unto thy testimonies, and not to covetousness. در راههای خود تفکر کردم و پایهای خود را به شهادات تو مایل ساختم. bible_en_fa Turn away mine eyes from beholding vanity; and quicken thou me in thy way. شتابیدم ودرنگ نکردم تا اوامر تو را نگاه دارم. bible_en_fa Stablish thy word unto thy servant, who is devoted to thy fear. ریسمانهای شریران مرا احاطه کرد، لیکن شریعت تو را فراموش نکردم. bible_en_fa Turn away my reproach which I fear: for thy judgments are good. در نصف شب برخاستم تا تو را حمد گویم برای داوریهای عدالت تو. bible_en_fa Behold, I have longed after thy precepts: quicken me in thy righteousness. من همه ترسندگانت را رفیق هستم، و آنانی را که وصایای تو را نگاه می‌دارند. bible_en_fa Let thy mercies come also unto me, O LORD, even thy salvation, according to thy word. ‌ای خداوند زمین از رحمت تو پر است. فرایض خودرا به من بیاموز. bible_en_fa So shall I have wherewith to answer him that reproacheth me: for I trust in thy word. با بنده خود احسان نمودی، ای خداوندموافق کلام خویش. bible_en_fa And take not the word of truth utterly out of my mouth; for I have hoped in thy judgments. خردمندی نیکو و معرفت را به من بیاموز زیرا که به اوامر تو ایمان آوردم. bible_en_fa So shall I keep thy law continually for ever and ever. قبل از آنکه مصیبت را ببینم من گمراه شدم لیکن الان کلام تو را نگاه داشتم. bible_en_fa And I will walk at liberty: for I seek thy precepts. تو نیکو هستی و نیکویی می‌کنی. فرایض خود را به من بیاموز. bible_en_fa I will speak of thy testimonies also before kings, and will not be ashamed. متکبران بر من دروغ بستند. و اما من به تمامی دل وصایای تو را نگاه داشتم. bible_en_fa And I will delight myself in thy commandments, which I have loved. دل ایشان مثل پیه فربه است. و اما من در شریعت تو تلذذمی یابم. bible_en_fa My hands also will I lift up unto thy commandments, which I have loved; and I will meditate in thy statutes. مرا نیکو است که مصیبت را دیدم، تافرایض تو را بیاموزم. bible_en_fa Remember the word unto thy servant, upon which thou hast caused me to hope. شریعت دهان تو برای من بهتر است از هزاران طلا و نقره. bible_en_fa This is my comfort in my affliction: for thy word hath quickened me. دستهای تو مرا ساخته و آفریده است. مرافهیم گردان تا اوامر تو را بیاموزم. bible_en_fa The proud have had me greatly in derision: yet have I not declined from thy law. ترسندگان توچون مرا بینند شادمان گردند زیرا به کلام توامیدوار هستم. bible_en_fa I remembered thy judgments of old, O LORD; and have comforted myself. ‌ای خداوند دانسته‌ام که داوریهای تو عدل است، و بر‌حق مرا مصیبت داده‌ای. bible_en_fa Horror hath taken hold upon me because of the wicked that forsake thy law. پس رحمت تو برای تسلی من بشود، موافق کلام تو با بنده خویش. bible_en_fa Thy statutes have been my songs in the house of my pilgrimage. رحمت های توبه من برسد تا زنده شوم زیرا که شریعت تو تلذذمن است. bible_en_fa I have remembered thy name, O LORD, in the night, and have kept thy law. متکبران خجل شوند زیرا به دروغ مرا اذیت رسانیدند. و اما من در وصایای تو تفکرمی کنم. bible_en_fa This I had, because I kept thy precepts. ترسندگان تو به من رجوع کنند و آنانی که شهادات تو را می‌دانند. bible_en_fa Thou art my portion, O LORD: I have said that I would keep thy words. دل من در فرایض تو کامل شود، تا خجل نشوم. bible_en_fa I intreated thy favour with my whole heart: be merciful unto me according to thy word. جان من برای نجات تو کاهیده می‌شود. لیکن به کلام تو امیدوار هستم. bible_en_fa I thought on my ways, and turned my feet unto thy testimonies. چشمان من برای کلام تو تار گردیده است و می‌گویم کی مراتسلی خواهی داد. bible_en_fa I made haste, and delayed not to keep thy commandments. زیرا که مثل مشک در دودگردیده‌ام. لیکن فرایض تو را فراموش نکرده‌ام. bible_en_fa The bands of the wicked have robbed me: but I have not forgotten thy law. چند است روزهای بنده تو؟ و کی بر جفاکنندگانم داوری خواهی نمود؟ bible_en_fa At midnight I will rise to give thanks unto thee because of thy righteous judgments. متکبران برای من حفره‌ها زدند زیرا که موافق شریعت تونیستند. bible_en_fa I am a companion of all them that fear thee, and of them that keep thy precepts. تمامی اوامر تو امین است. بر من ناحق جفا کردند. پس مرا امداد فرما. bible_en_fa The earth, O LORD, is full of thy mercy: teach me thy statutes. نزدیک بود که مرا از زمین نابود سازند. اما من وصایای تو را ترک نکردم. bible_en_fa Thou hast dealt well with thy servant, O LORD, according unto thy word. به حسب رحمت خود مرا زنده ساز تاشهادات دهان تو را نگاه دارم. bible_en_fa Teach me good judgment and knowledge: for I have believed thy commandments. ‌ای خداوند کلام تو تا ابدالاباد در آسمانهاپایدار است. bible_en_fa Before I was afflicted I went astray: but now have I kept thy word. امانت تو نسلا بعد نسل است. زمین را آفریده‌ای و پایدار می‌ماند. bible_en_fa Thou art good, and doest good; teach me thy statutes. برای داوریهای تو تا امروز ایستاده‌اند زیرا که همه بنده تو هستند. bible_en_fa The proud have forged a lie against me: but I will keep thy precepts with my whole heart. اگر شریعت تو تلذذ من نمی بود، هرآینه در مذلت خود هلاک می‌شدم. bible_en_fa Their heart is as fat as grease; but I delight in thy law. وصایای تو را تا به ابد فراموش نخواهم کردزیرا به آنها مرا زنده ساخته‌ای. bible_en_fa It is good for me that I have been afflicted; that I might learn thy statutes. من از آن توهستم مرا نجات ده زیرا که وصایای تو را طلبیدم. bible_en_fa The law of thy mouth is better unto me than thousands of gold and silver. شریران برای من انتظار کشیدند تا مرا هلاک کنند. لیکن در شهادات تو تامل می‌کنم. bible_en_fa Thy hands have made me and fashioned me: give me understanding, that I may learn thy commandments. برای هر کمالی انتهایی دیدم، لیکن حکم تو بی‌نهایت وسیع است. bible_en_fa They that fear thee will be glad when they see me; because I have hoped in thy word. شریعت تو را چقدر دوست می‌دارم. bible_en_fa I know, O LORD, that thy judgments are right, and that thou in faithfulness hast afflicted me. اوامر تو مرا ازدشمنانم حکیم تر ساخته است زیرا که همیشه نزد من می‌باشد. bible_en_fa Let, I pray thee, thy merciful kindness be for my comfort, according to thy word unto thy servant. از جمیع معلمان خود فهیم ترشدم زیرا که شهادات تو تفکر من است. bible_en_fa Let thy tender mercies come unto me, that I may live: for thy law is my delight. ازمشایخ خردمندتر شدم زیرا که وصایای تو رانگاه داشتم. bible_en_fa Let the proud be ashamed; for they dealt perversely with me without a cause: but I will meditate in thy precepts. پایهای خود را از هر راه بد نگاه داشتم تا آن که کلام تو را حفظ کنم. bible_en_fa Let those that fear thee turn unto me, and those that have known thy testimonies. ازداوریهای تو رو برنگردانیدم، زیرا که تو مرا تعلیم دادی. bible_en_fa Let my heart be sound in thy statutes; that I be not ashamed. کلام تو به مذاق من چه شیرین است وبه دهانم از عسل شیرین تر. bible_en_fa My soul fainteth for thy salvation: but I hope in thy word. از وصایای توفطانت را تحصیل کردم. بنابراین هر راه دروغ رامکروه می‌دارم. bible_en_fa Mine eyes fail for thy word, saying, When wilt thou comfort me? کلام تو برای پایهای من چراغ، و برای راههای من نور است. bible_en_fa For I am become like a bottle in the smoke; yet do I not forget thy statutes. قسم خوردم و آن راوفا خواهم نمود که داوریهای عدالت تو را نگاه خواهم داشت. bible_en_fa How many are the days of thy servant? when wilt thou execute judgment on them that persecute me? بسیار ذلیل شده‌ام. ای خداوند، موافق کلام خود مرا زنده ساز! bible_en_fa The proud have digged pits for me, which are not after thy law. ‌ای خداوند هدایای تبرعی دهان مرا منظور فرما وداوریهای خود را به من بیاموز. bible_en_fa All thy commandments are faithful: they persecute me wrongfully; help thou me. جان من همیشه در کف من است، لیکن شریعت تو رافراموش نمی کنم. bible_en_fa They had almost consumed me upon earth; but I forsook not thy precepts. شریران برای من دام گذاشته‌اند، اما از وصایای تو گمراه نشدم. bible_en_fa Quicken me after thy lovingkindness; so shall I keep the testimony of thy mouth. شهادات تو را تا به ابد میراث خود ساخته‌ام زیرا که آنها شادمانی دل من است. bible_en_fa For ever, O LORD, thy word is settled in heaven. دل خود رابرای بجا آوردن فرایض تو مایل ساختم، تاابدالاباد و تا نهایت. bible_en_fa Thy faithfulness is unto all generations: thou hast established the earth, and it abideth. مردمان دو رو را مکروه داشته‌ام، لیکن شریعت تو را دوست می‌دارم. bible_en_fa They continue this day according to thine ordinances: for all are thy servants. ستر و سپر من تو هستی. به کلام تو انتظار می‌کشم. bible_en_fa Unless thy law had been my delights, I should then have perished in mine affliction. ‌ای بدکاران، از من دور شوید! و اوامر خدای خویش را نگاه خواهم داشت. bible_en_fa I will never forget thy precepts: for with them thou hast quickened me. مرا به حسب کلام خود تایید کن تا زنده شوم و از امید خود خجل نگردم. bible_en_fa I am thine, save me; for I have sought thy precepts. مرا تقویت کن تا رستگار گردم و برفرایض تو دائم نظر نمایم. bible_en_fa The wicked have waited for me to destroy me: but I will consider thy testimonies. همه کسانی را که از فرایض تو گمراه شده‌اند، حقیر شمرده‌ای زیراکه مکر ایشان دروغ است. bible_en_fa I have seen an end of all perfection: but thy commandment is exceeding broad. جمیع شریران زمین را مثل درد هلاک می‌کنی. بنابراین شهادات تو را دوست می‌دارم. bible_en_fa O how love I thy law! it is my meditation all the day. موی بدن من از خوف تو برخاسته است و از داوریهای تو ترسیدم. bible_en_fa Thou through thy commandments hast made me wiser than mine enemies: for they are ever with me. داد و عدالت را به‌جا آوردم. مرا به ظلم کنندگانم تسلیم منما. bible_en_fa I have more understanding than all my teachers: for thy testimonies are my meditation. برای سعادت بنده خود ضامن شو تا متکبران بر من ظلم نکنند. bible_en_fa I understand more than the ancients, because I keep thy precepts. چشمانم برای نجات تو تار شده است و برای کلام عدالت تو. bible_en_fa I have refrained my feet from every evil way, that I might keep thy word. با بنده خویش موافق رحمانیتت عمل نما و فرایض خود را به من بیاموز. bible_en_fa I have not departed from thy judgments: for thou hast taught me. من بنده تو هستم. مرا فهیم گردان تاشهادات تو را دانسته باشم. bible_en_fa How sweet are thy words unto my taste! yea, sweeter than honey to my mouth! وقت است که خداوند عمل کند زیرا که شریعت تو را باطل نموده‌اند. bible_en_fa Through thy precepts I get understanding: therefore I hate every false way. بنابراین، اوامر تو را دوست می‌دارم، زیادتر از طلا و زر خالص. bible_en_fa Thy word is a lamp unto my feet, and a light unto my path. بنابراین، همه وصایای تو را در هر چیز راست می‌دانم، وهر راه دروغ را مکروه می‌دارم. bible_en_fa I have sworn, and I will perform it, that I will keep thy righteous judgments. شهادات تو عجیب است. ازین سبب جان من آنها را نگاه می‌دارد. bible_en_fa I am afflicted very much: quicken me, O LORD, according unto thy word. کشف کلام تو نورمی بخشد و ساده دلان را فهیم می‌گرداند. bible_en_fa Accept, I beseech thee, the freewill offerings of my mouth, O LORD, and teach me thy judgments. دهان خود را نیکو باز کرده، نفس زدم زیرا که مشتاق وصایای تو بودم. bible_en_fa My soul is continually in my hand: yet do I not forget thy law. بر من نظر کن و کرم فرما، برحسب عادت تو به آنانی که نام تو رادوست می‌دارند. bible_en_fa The wicked have laid a snare for me: yet I erred not from thy precepts. قدم های مرا در کلام خودت پایدار ساز، تا هیچ بدی بر من تسلط نیابد. bible_en_fa Thy testimonies have I taken as an heritage for ever: for they are the rejoicing of my heart. مرا از ظلم انسان خلاصی ده، تا وصایای تورا نگاه دارم. bible_en_fa I have inclined mine heart to perform thy statutes alway, even unto the end. روی خود را بر بنده خود روشن ساز، و فرایض خود را به من بیاموز. bible_en_fa I hate vain thoughts: but thy law do I love. نهرهای آب از چشمانم جاری است زیرا که شریعت تو رانگاه نمی دارند. bible_en_fa Thou art my hiding place and my shield: I hope in thy word. ‌ای خداوند تو عادل هستی و داوریهای تو راست است. bible_en_fa Depart from me, ye evildoers: for I will keep the commandments of my God. شهادات خود را به راستی امر فرمودی و به امانت الی نهایت. bible_en_fa Uphold me according unto thy word, that I may live: and let me not be ashamed of my hope. غیرت من مرا هلاک کرده است زیرا که دشمنان من کلام تورا فراموش کرده‌اند. bible_en_fa Hold thou me up, and I shall be safe: and I will have respect unto thy statutes continually. کلام تو بی‌نهایت مصفی است و بنده تو آن را دوست می‌دارد. bible_en_fa Thou hast trodden down all them that err from thy statutes: for their deceit is falsehood. من کوچک و حقیر هستم، اما وصایای تو را فراموش نکردم. bible_en_fa Thou puttest away all the wicked of the earth like dross: therefore I love thy testimonies. عدالت تو عدل است تا ابدالاباد وشریعت تو راست است. bible_en_fa My flesh trembleth for fear of thee; and I am afraid of thy judgments. تنگی و ضیق مرا درگرفته است، اما اوامر تو تلذذ من است. bible_en_fa I have done judgment and justice: leave me not to mine oppressors. شهادات تو عادل است تا ابدالاباد. مرا فهیم گردان تا زنده شوم. bible_en_fa Be surety for thy servant for good: let not the proud oppress me. به تمامی دل خوانده‌ام. ای خداوند مراجواب ده تا فرایض تو را نگاه دارم! bible_en_fa Mine eyes fail for thy salvation, and for the word of thy righteousness. تو راخوانده‌ام، پس مرا نجات ده. و شهادات تو را نگاه خواهم داشت. bible_en_fa Deal with thy servant according unto thy mercy, and teach me thy statutes. بر طلوع فجر سبقت جسته، استغاثه کردم، و کلام تو را انتظار کشیدم. bible_en_fa I am thy servant; give me understanding, that I may know thy testimonies. چشمانم بر پاسهای شب سبقت جست، تا درکلام تو تفکر بنمایم. bible_en_fa It is time for thee, LORD, to work: for they have made void thy law. به حسب رحمت خود آواز مرا بشنو. ای خداوند موافق داوریهای خودمرا زنده ساز. bible_en_fa Therefore I love thy commandments above gold; yea, above fine gold. آنانی که در‌پی خباثت می‌روند، نزدیک می‌آیند، و از شریعت تو دورمی باشند. bible_en_fa Therefore I esteem all thy precepts concerning all things to be right; and I hate every false way. ‌ای خداوند تو نزدیک هستی وجمیع اوامر تو راست است. bible_en_fa Thy testimonies are wonderful: therefore doth my soul keep them. شهادات تو را اززمان پیش دانسته‌ام که آنها را بنیان کرده‌ای تاابدالاباد. bible_en_fa The entrance of thy words giveth light; it giveth understanding unto the simple. بر مذلت من نظر کن و مرا خلاصی ده زیراکه شریعت تو را فراموش نکرده‌ام. bible_en_fa I opened my mouth, and panted: for I longed for thy commandments. در دعوای من دادرسی فرموده، مرا نجات ده و به حسب کلام خویش مرا زنده ساز. bible_en_fa Look thou upon me, and be merciful unto me, as thou usest to do unto those that love thy name. نجات از شریران دور است زیرا که فرایض تو را نمی طلبند. bible_en_fa Order my steps in thy word: and let not any iniquity have dominion over me. ‌ای خداوند، رحمت های تو بسیار است. به حسب داوریهای خود مرا زنده ساز. bible_en_fa Deliver me from the oppression of man: so will I keep thy precepts. جفاکنندگان و خصمان من بسیارند. اما ازشهادات تو رو برنگردانیدم. bible_en_fa Make thy face to shine upon thy servant; and teach me thy statutes. خیانت کاران رادیدم و مکروه داشتم زیرا کلام تو را نگاه نمی دارند. bible_en_fa Rivers of waters run down mine eyes, because they keep not thy law. ببین که وصایای تو را دوست می‌دارم. ای خداوند، به حسب رحمت خود مرازنده ساز! bible_en_fa Righteous art thou, O LORD, and upright are thy judgments. جمله کلام تو راستی است وتمامی داوری عدالت تو تا ابدالاباد است. bible_en_fa Thy testimonies that thou hast commanded are righteous and very faithful. سروران بی‌جهت بر من جفا کردند. اما دل من از کلام تو ترسان است. bible_en_fa My zeal hath consumed me, because mine enemies have forgotten thy words. من در کلام توشادمان هستم، مثل کسی‌که غنیمت وافر پیدانموده باشد. bible_en_fa Thy word is very pure: therefore thy servant loveth it. از دروغ کراهت و نفرت دارم. اماشریعت تو را دوست می‌دارم. bible_en_fa I am small and despised: yet do not I forget thy precepts. هر روز تو راهفت مرتبه تسبیح می‌خوانم، برای داوریهای عدالت تو. bible_en_fa Thy righteousness is an everlasting righteousness, and thy law is the truth. آنانی را که شریعت تو را دوست می دارند، سلامتی عظیم است و هیچ‌چیز باعث لغزش ایشان نخواهد شد. bible_en_fa Trouble and anguish have taken hold on me: yet thy commandments are my delights. ‌ای خداوند، برای نجات تو امیدوار هستم و اوامر تو را بجا می‌آورم. bible_en_fa The righteousness of thy testimonies is everlasting: give me understanding, and I shall live. جان من شهادات تو را نگاه داشته است و آنهارا بی‌نهایت دوست می‌دارم. bible_en_fa I cried with my whole heart; hear me, O LORD: I will keep thy statutes. وصایا وشهادات تو را نگاه داشته‌ام زیرا که تمام طریقهای من در مد نظر تو است. bible_en_fa I cried unto thee; save me, and I shall keep thy testimonies. ‌ای خداوند، فریاد من به حضور تو برسد. به حسب کلام خود مرا فهیم گردان. bible_en_fa I prevented the dawning of the morning, and cried: I hoped in thy word. مناجات من به حضور تو برسد. به حسب کلام خود مراخلاصی ده. bible_en_fa Mine eyes prevent the night watches, that I might meditate in thy word. لبهای من حمد تو را جاری کندزیرا فرایض خود را به من آموخته‌ای. bible_en_fa Hear my voice according unto thy lovingkindness: O LORD, quicken me according to thy judgment. زبان من کلام تو را بسراید زیرا که تمام اوامر تو عدل است. bible_en_fa They draw nigh that follow after mischief: they are far from thy law. دست تو برای اعانت من بشود زیرا که وصایای تو را برگزیده‌ام. bible_en_fa Thou art near, O LORD; and all thy commandments are truth. ‌ای خداوند برای نجات تو مشتاق بوده‌ام و شریعت تو تلذذ من است. bible_en_fa Concerning thy testimonies, I have known of old that thou hast founded them for ever. جان من زنده شود تا تو را تسبیح بخواند و داوریهای تو معاون من باشد.مثل گوسفند گم شده، آواره گشتم. بنده خود را طلب نما، زیرا که اوامر تو را فراموش نکردم. bible_en_fa Consider mine affliction, and deliver me: for I do not forget thy law. مثل گوسفند گم شده، آواره گشتم. بنده خود را طلب نما، زیرا که اوامر تو را فراموش نکردم. bible_en_fa Plead my cause, and deliver me: quicken me according to thy word. نزد خداوند در تنگی خود فریادکردم و مرا اجابت فرمود. bible_en_fa Salvation is far from the wicked: for they seek not thy statutes. ‌ای خداوند جان مرا خلاصی ده از لب دروغ و از زبان حیله گر. bible_en_fa Great are thy tender mercies, O LORD: quicken me according to thy judgments. چه چیز به تو داده شود و چه چیز بر توافزوده گردد، ای زبان حیله گر؟ bible_en_fa Many are my persecutors and mine enemies; yet do I not decline from thy testimonies. تیرهای تیزجباران با اخگرهای طاق! bible_en_fa I beheld the transgressors, and was grieved; because they kept not thy word. وای بر من که در ماشک ماوا گزیده‌ام و در خیمه های قیدار ساکن شده‌ام. bible_en_fa Consider how I love thy precepts: quicken me, O LORD, according to thy lovingkindness. چه طویل شدسکونت جان من با کسی‌که سلامتی را دشمن می‌دارد.من از اهل سلامتی هستم، لیکن چون سخن می‌گویم، ایشان آماده جنگ می‌باشند. bible_en_fa Thy word is true from the beginning: and every one of thy righteous judgments endureth for ever. من از اهل سلامتی هستم، لیکن چون سخن می‌گویم، ایشان آماده جنگ می‌باشند. bible_en_fa Princes have persecuted me without a cause: but my heart standeth in awe of thy word. چشمان خود را به سوی کوههابرمی افرازم، که از آنجا اعانت من می‌آید. [*ترجمه درست این آیه اینست: «چشمان خودرا بسوی کوهها برمی افرازم. اعانت من از کجا می‌آید؟» ] bible_en_fa I rejoice at thy word, as one that findeth great spoil. اعانت من از جانب خداوند است، که آسمان و زمین را آفرید. bible_en_fa I hate and abhor lying: but thy law do I love. او نخواهد گذاشت که پای تو لغزش خورد. او که حافظ توست نخواهدخوابید. bible_en_fa Seven times a day do I praise thee because of thy righteous judgments. اینک او که حافظ اسرائیل است، نمی خوابد و به خواب نمی رود. bible_en_fa Great peace have they which love thy law: and nothing shall offend them. خداوند حافظ تو می‌باشد. خداوند به‌دست راستت سایه تو است. bible_en_fa LORD, I have hoped for thy salvation, and done thy commandments. آفتاب در روز به تو اذیت نخواهد رسانید و نه ماهتاب در شب. bible_en_fa My soul hath kept thy testimonies; and I love them exceedingly. خداوندتو را از هر بدی نگاه می‌دارد. او جان تو را حفظخواهد کرد.خداوند خروج و دخولت را نگاه خواهد داشت، از الان و تا ابدالاباد. bible_en_fa I have kept thy precepts and thy testimonies: for all my ways are before thee. خداوند خروج و دخولت را نگاه خواهد داشت، از الان و تا ابدالاباد. bible_en_fa Let my cry come near before thee, O LORD: give me understanding according to thy word. شادمان می‌شدم چون به من می گفتند: «به خانه خداوند برویم.» bible_en_fa Let my supplication come before thee: deliver me according to thy word. پایهای ما خواهد ایستاد، به اندرون دروازه های تو، ای اورشلیم! bible_en_fa My lips shall utter praise, when thou hast taught me thy statutes. ‌ای اورشلیم که بنا شده‌ای مثل شهری که تمام با هم پیوسته باشد، bible_en_fa My tongue shall speak of thy word: for all thy commandments are righteousness. که بدانجااسباط بالا می‌روند، یعنی اسباط یاه، تا شهادت باشد برای اسرائیل و تا نام یهوه را تسبیح بخوانند. bible_en_fa Let thine hand help me; for I have chosen thy precepts. زیرا که در آنجا کرسیهای داوری بر پاشده است، یعنی کرسیهای خاندان داود. bible_en_fa I have longed for thy salvation, O LORD; and thy law is my delight. برای سلامتی اورشلیم مسالت کنید. آنانی که تو را دوست می‌دارند، خجسته حال خواهندشد. bible_en_fa Let my soul live, and it shall praise thee; and let thy judgments help me. سلامتی در باره های تو باشد، و رفاهیت درقصرهای تو. bible_en_fa I have gone astray like a lost sheep; seek thy servant; for I do not forget thy commandments. به‌خاطر برادران و یاران خویش، می‌گویم که سلامتی بر تو باد.به‌خاطرخانه یهوه خدای ما، سعادت تو را خواهم طلبید. bible_en_fa In my distress I cried unto the LORD, and he heard me. به‌خاطرخانه یهوه خدای ما، سعادت تو را خواهم طلبید. bible_en_fa Deliver my soul, O LORD, from lying lips, and from a deceitful tongue. به سوی تو چشمان خود رابرمی افرازم، ای که بر آسمانهاجلوس فرموده‌ای! bible_en_fa What shall be given unto thee? or what shall be done unto thee, thou false tongue? اینک مثل چشمان غلامان به سوی آقایان خود، و مثل چشمان کنیزی به سوی خاتون خویش، همچنان چشمان ما به سوی یهوه خدای ماست تا بر ما کرم بفرماید. bible_en_fa Sharp arrows of the mighty, with coals of juniper. ‌ای خداوند بر ما کرم فرما، بر ما کرم فرما زیراچه بسیار از اهانت پر شده‌ایم.چه بسیار جان ماپر شده است، از استهزای مستریحان و اهانت متکبران. bible_en_fa Woe is me, that I sojourn in Mesech, that I dwell in the tents of Kedar! چه بسیار جان ماپر شده است، از استهزای مستریحان و اهانت متکبران. bible_en_fa My soul hath long dwelt with him that hateth peace. اگر خداوند با ما نمی بود، اسرائیل الان بگوید؛ bible_en_fa I am for peace: but when I speak, they are for war. اگر خداوند با مانمی بود، وقتی که آدمیان با ما مقاومت نمودند، bible_en_fa I will lift up mine eyes unto the hills, from whence cometh my help. آنگاه هر آینه ما را زنده فرو می‌بردند، چون خشم ایشان بر ما افروخته بود. bible_en_fa My help cometh from the LORD, which made heaven and earth. آنگاه آبها ما راغرق می‌کرد و نهرها بر جان ما می‌گذشت. bible_en_fa He will not suffer thy foot to be moved: he that keepeth thee will not slumber. آنگاه آبهای پر زور، از جان ما می‌گذشت. bible_en_fa Behold, he that keepeth Israel shall neither slumber nor sleep. متبارک باد خداوند که ما را شکار برای دندانهای ایشان نساخت. bible_en_fa The LORD is thy keeper: the LORD is thy shade upon thy right hand. جان ما مثل مرغ از دام صیادان خلاص شد. دام گسسته شد و ما خلاصی یافتیم.اعانت ما به نام یهوه است، که آسمان وزمین را آفرید. bible_en_fa The sun shall not smite thee by day, nor the moon by night. اعانت ما به نام یهوه است، که آسمان وزمین را آفرید. bible_en_fa The LORD shall preserve thee from all evil: he shall preserve thy soul. آنانی که بر خداوند توکل دارند، مثل کوه صهیون‌اند که جنبش نمی خورد و پایدار است تا ابدالاباد. bible_en_fa The LORD shall preserve thy going out and thy coming in from this time forth, and even for evermore. کوههاگرداگرد اورشلیم است؛ و خداوند گرداگرد قوم خود، از الان و تا ابدالاباد است. bible_en_fa I was glad when they said unto me, Let us go into the house of the LORD. زیرا که عصای شریران بر نصیب عادلان قرار نخواهد گرفت، مبادا عادلان دست خود را به گناه دراز کنند. bible_en_fa Our feet shall stand within thy gates, O Jerusalem. ‌ای خداوند به صالحان احسان فرما و به آنانی که راست دل می‌باشند.و اما آنانی که به راههای کج خود مایل می‌باشند، خداوند ایشان را با بدکاران رهبری خواهد نمود. سلامتی بر اسرائیل باد. bible_en_fa Jerusalem is builded as a city that is compact together: و اما آنانی که به راههای کج خود مایل می‌باشند، خداوند ایشان را با بدکاران رهبری خواهد نمود. سلامتی بر اسرائیل باد. bible_en_fa Whither the tribes go up, the tribes of the LORD, unto the testimony of Israel, to give thanks unto the name of the LORD. چون خداوند اسیران صهیون را بازآورد، مثل خواب بینندگان شدیم. bible_en_fa For there are set thrones of judgment, the thrones of the house of David. آنگاه دهان ما از خنده پر شد و زبان ما از ترنم. آنگاه در میان امتها گفتند که «خداوند با ایشان کارهای عظیم کرده است.» bible_en_fa Pray for the peace of Jerusalem: they shall prosper that love thee. خداوند برای ما کارهای عظیم کرده است که از آنها شادمان هستیم. bible_en_fa Peace be within thy walls, and prosperity within thy palaces. ‌ای خداوند اسیران ما راباز آور، مثل نهرها در جنوب. bible_en_fa For my brethren and companions' sakes, I will now say, Peace be within thee. آنانی که با اشکهامی کارند، با ترنم درو خواهند نمود.آنکه باگریه بیرون می‌رود و تخم برای زراعت می‌برد، هر آینه با ترنم خواهد برگشت و بافه های خویش را خواهد آورد. bible_en_fa Because of the house of the LORD our God I will seek thy good. آنکه باگریه بیرون می‌رود و تخم برای زراعت می‌برد، هر آینه با ترنم خواهد برگشت و بافه های خویش را خواهد آورد. bible_en_fa Unto thee lift I up mine eyes, O thou that dwellest in the heavens. اگر خداوند خانه را بنا نکند، بنایانش زحمت بی‌فایده می‌کشند. اگر خداوند شهر را پاسبانی نکند، پاسبانان بی‌فایده پاسبانی می‌کنند. bible_en_fa Behold, as the eyes of servants look unto the hand of their masters, and as the eyes of a maiden unto the hand of her mistress; so our eyes wait upon the LORD our God, until that he have mercy upon us. بی‌فایده است که شماصبح زود برمی خیزید و شب دیر می‌خوابید و نان مشقت را می‌خورید. همچنان محبوبان خویش را خواب می‌بخشد. bible_en_fa Have mercy upon us, O LORD, have mercy upon us: for we are exceedingly filled with contempt. اینک پسران میراث ازجانب خداوند می‌باشند و ثمره رحم، اجرتی ازاوست. bible_en_fa Our soul is exceedingly filled with the scorning of those that are at ease, and with the contempt of the proud. مثل تیرها در دست مرد زور آور، همچنان هستند پسران جوانی.خوشابحال کسی‌که ترکش خود را از ایشان پر کرده است. خجل نخواهند شد بلکه با دشمنان، در دروازه سخن خواهند راند. bible_en_fa If it had not been the LORD who was on our side, now may Israel say; خوشابحال کسی‌که ترکش خود را از ایشان پر کرده است. خجل نخواهند شد بلکه با دشمنان، در دروازه سخن خواهند راند. bible_en_fa If it had not been the LORD who was on our side, when men rose up against us: خوشابحال هر‌که از خداوندمی ترسد و بر طریق های او سالک می‌باشد. bible_en_fa Then they had swallowed us up quick, when their wrath was kindled against us: عمل دستهای خود را خواهی خورد. خوشابحال تو و سعادت با تو خواهد بود. bible_en_fa Then the waters had overwhelmed us, the stream had gone over our soul: زن تومثل مو بارآور به اطراف خانه تو خواهد بود وپسرانت مثل نهالهای زیتون، گرداگرد سفره تو. bible_en_fa Then the proud waters had gone over our soul. اینک همچنین مبارک خواهد بود کسی‌که ازخداوند می‌ترسد. bible_en_fa Blessed be the LORD, who hath not given us as a prey to their teeth. خداوند تو را از صهیون برکت خواهد داد، و در تمام ایام عمرت سعادت اورشلیم را خواهی دید.پسران پسران خود راخواهی دید. سلامتی بر اسرائیل باد. bible_en_fa Our soul is escaped as a bird out of the snare of the fowlers: the snare is broken, and we are escaped. پسران پسران خود راخواهی دید. سلامتی بر اسرائیل باد. bible_en_fa Our help is in the name of the LORD, who made heaven and earth. چه بسیار از طفولیتم مرا اذیت رسانیدند. اسرائیل الان بگویند: bible_en_fa They that trust in the LORD shall be as mount Zion, which cannot be removed, but abideth for ever. چه بسیار از طفولیتم مرا اذیت رسانیدند. لیکن بر من غالب نیامدند. bible_en_fa As the mountains are round about Jerusalem, so the LORD is round about his people from henceforth even for ever. شیار کنندگان بر پشت من شیار کردند، و شیارهای خود را درازنمودند. bible_en_fa For the rod of the wicked shall not rest upon the lot of the righteous; lest the righteous put forth their hands unto iniquity. اما خداوند عادل است و بندهای شریران راگسیخت. bible_en_fa Do good, O LORD, unto those that be good, and to them that are upright in their hearts. خجل و برگردانیده شوند همه کسانی که از صهیون نفرت دارند. bible_en_fa As for such as turn aside unto their crooked ways, the LORD shall lead them forth with the workers of iniquity: but peace shall be upon Israel. مثل گیاه بر پشت بامهاباشند، که پیش از آن که آن را بچینند می‌خشکد. bible_en_fa When the LORD turned again the captivity of Zion, we were like them that dream. که درونده دست خود را از آن پر نمی کند و نه دسته بند آغوش خود را.و راهگذاران نمی گویند برکت خداوند بر شما باد. شما را به نام خداوند مبارک می‌خوانیم. bible_en_fa Then was our mouth filled with laughter, and our tongue with singing: then said they among the heathen, The LORD hath done great things for them. و راهگذاران نمی گویند برکت خداوند بر شما باد. شما را به نام خداوند مبارک می‌خوانیم. bible_en_fa The LORD hath done great things for us; whereof we are glad. ای خداوند از عمقها نزد تو فریادبرآوردم. bible_en_fa Turn again our captivity, O LORD, as the streams in the south. ‌ای خداوند! آواز مرابشنو و گوشهای تو به آواز تضرع من ملتفت شود. bible_en_fa They that sow in tears shall reap in joy. ‌ای یاه، اگر گناهان را به نظر آوری، کیست‌ای خداوند که به حضور تو بایستد؟ bible_en_fa He that goeth forth and weepeth, bearing precious seed, shall doubtless come again with rejoicing, bringing his sheaves with him. لیکن مغفرت نزد توست تا از تو بترسند. bible_en_fa Except the LORD build the house, they labour in vain that build it: except the LORD keep the city, the watchman waketh but in vain. منتظر خداوندهستم. جان من منتظر است و به کلام او امیدوارم. bible_en_fa It is vain for you to rise up early, to sit up late, to eat the bread of sorrows: for so he giveth his beloved sleep. جان من منتظر خداوند است، زیاده از منتظران صبح؛ بلی زیاده از منتظران صبح. bible_en_fa Lo, children are an heritage of the LORD: and the fruit of the womb is his reward. اسرائیل برای خداوند امیدوار باشند زیرا که رحمت نزدخداوند است و نزد اوست نجات فراوان.و اواسرائیل را فدیه خواهد داد، از جمیع گناهان وی. bible_en_fa As arrows are in the hand of a mighty man; so are children of the youth. و اواسرائیل را فدیه خواهد داد، از جمیع گناهان وی. bible_en_fa Happy is the man that hath his quiver full of them: they shall not be ashamed, but they shall speak with the enemies in the gate. ای خداوند دل من متکبر نیست و نه چشمانم برافراشته و خویشتن را به‌کارهای بزرگ مشغول نساختم، و نه به‌کارهایی که از عقل من بعید است. bible_en_fa Blessed is every one that feareth the LORD; that walketh in his ways. بلکه جان خود را آرام و ساکت ساختم، مثل بچه‌ای از شیر باز داشته شده، نزد مادر خود. جانم در من بود، مثل بچه ازشیر بازداشته شده.اسرائیل بر خداوند امیدوارباشند، از الان و تا ابدالاباد. bible_en_fa For thou shalt eat the labour of thine hands: happy shalt thou be, and it shall be well with thee. اسرائیل بر خداوند امیدوارباشند، از الان و تا ابدالاباد. bible_en_fa Thy wife shall be as a fruitful vine by the sides of thine house: thy children like olive plants round about thy table. ای خداوند برای داود به یاد آور، همه مذلتهای او را. bible_en_fa Behold, that thus shall the man be blessed that feareth the LORD. چگونه برای خداوند قسم خورد و برای قادر مطلق یعقوب نذر نمود bible_en_fa The LORD shall bless thee out of Zion: and thou shalt see the good of Jerusalem all the days of thy life. که به خیمه خانه خود هرگز داخل نخواهم شد، و بر بستر تختخواب خود برنخواهم آمد. bible_en_fa Yea, thou shalt see thy children's children, and peace upon Israel. خواب به چشمان خود نخواهم داد و نه پینکی به مژگان خویش، bible_en_fa Many a time have they afflicted me from my youth, may Israel now say: تا مکانی برای خداوندپیدا کنم و مسکنی برای قادر مطلق یعقوب. bible_en_fa Many a time have they afflicted me from my youth: yet they have not prevailed against me. اینک ذکر آن را در افراته شنیدیم و آن را درصحرای یعاریم یافتیم. bible_en_fa The plowers plowed upon my back: they made long their furrows. به مسکن های او داخل شویم و نزد قدمگاه وی پرستش نماییم. bible_en_fa The LORD is righteous: he hath cut asunder the cords of the wicked. ‌ای خداوند به آرامگاه خود برخیز و بیا، تو و تابوت قوت تو. bible_en_fa Let them all be confounded and turned back that hate Zion. کاهنان تو به عدالت ملبس شوند ومقدسانت ترنم نمایند. bible_en_fa Let them be as the grass upon the housetops, which withereth afore it groweth up: به‌خاطر بنده خودداود، روی مسیح خود را برمگردان. bible_en_fa Wherewith the mower filleth not his hand; nor he that bindeth sheaves his bosom. خداوند برای داود به راستی قسم خورد و از آن برنخواهدگشت که «از ثمره صلب تو بر تخت تو خواهم گذاشت. bible_en_fa Neither do they which go by say, The blessing of the LORD be upon you: we bless you in the name of the LORD. اگر پسران تو عهد مرا نگاه دارند وشهادتم را که بدیشان می‌آموزم، پسران ایشان نیزبر کرسی تو تا به ابد خواهند نشست.» bible_en_fa Out of the depths have I cried unto thee, O LORD. زیرا که خداوند صهیون را برگزیده است وآن را برای مسکن خویش مرغوب فرموده. bible_en_fa Lord, hear my voice: let thine ears be attentive to the voice of my supplications. «این است آرامگاه من تا ابدالاباد. اینجا ساکن خواهم بود زیرا در این رغبت دارم. bible_en_fa If thou, LORD, shouldest mark iniquities, O Lord, who shall stand? آذوقه آن را هرآینه برکت خواهم داد و فقیرانش را به نان سیر خواهم ساخت، bible_en_fa But there is forgiveness with thee, that thou mayest be feared. و کاهنانش را به نجات ملبس خواهم ساخت و مقدسانش هرآینه ترنم خواهند نمود. bible_en_fa I wait for the LORD, my soul doth wait, and in his word do I hope. در آنجا شاخ داود را خواهم رویانید و چراغی برای مسیح خود آماده خواهم ساخت.دشمنان او را به خجالت ملبس خواهم ساخت و تاج او بر وی شکوفه خواهدآورد.» bible_en_fa My soul waiteth for the Lord more than they that watch for the morning: I say, more than they that watch for the morning. دشمنان او را به خجالت ملبس خواهم ساخت و تاج او بر وی شکوفه خواهدآورد.» bible_en_fa Let Israel hope in the LORD: for with the LORD there is mercy, and with him is plenteous redemption. اینک چه خوش و چه دلپسند است که برادران به یکدلی با هم ساکن شوند. bible_en_fa And he shall redeem Israel from all his iniquities. مثل روغن نیکو بر سر است که به ریش فرود می‌آید، یعنی به ریش هارون که به دامن ردایش فرود می‌آید.و مثل شبنم حرمون است که بر کوههای صهیون فرود می‌آید. زیرا که درآنجا خداوند برکت خود را فرموده است یعنی حیات را تا ابدالاباد. bible_en_fa LORD, my heart is not haughty, nor mine eyes lofty: neither do I exercise myself in great matters, or in things too high for me. و مثل شبنم حرمون است که بر کوههای صهیون فرود می‌آید. زیرا که درآنجا خداوند برکت خود را فرموده است یعنی حیات را تا ابدالاباد. bible_en_fa Surely I have behaved and quieted myself, as a child that is weaned of his mother: my soul is even as a weaned child. هان خداوند را متبارک خوانید، ای جمیع بندگان خداوند که شبانگاه درخانه خداوند می‌ایستید! bible_en_fa Let Israel hope in the LORD from henceforth and for ever. دستهای خود را به قدس برافرازید، و خداوند را متبارک خوانید.خداوند که آسمان و زمین را آفرید، تو را ازصهیون برکت خواهد داد. bible_en_fa LORD, remember David, and all his afflictions: خداوند که آسمان و زمین را آفرید، تو را ازصهیون برکت خواهد داد. bible_en_fa How he sware unto the LORD, and vowed unto the mighty God of Jacob; هللویاه، نام خداوند را تسبیح بخوانید! ای بندگان خداوند تسبیح بخوانید! bible_en_fa Surely I will not come into the tabernacle of my house, nor go up into my bed; ‌ای شما که در خانه خداوندمی ایستید، در صحن های خانه خدای ما. bible_en_fa I will not give sleep to mine eyes, or slumber to mine eyelids, هللویاه، زیرا خداوند نیکو است! نام او رابسرایید زیرا که دلپسند است. bible_en_fa Until I find out a place for the LORD, an habitation for the mighty God of Jacob. زیرا که خداوندیعقوب را برای خود برگزید، و اسرائیل را به جهت ملک خاص خویش. bible_en_fa Lo, we heard of it at Ephratah: we found it in the fields of the wood. زیرا می‌دانم که خداوند بزرگ است و خداوند ما برتر است ازجمیع خدایان. bible_en_fa We will go into his tabernacles: we will worship at his footstool. هر‌آنچه خداوند خواست آن را کرد، درآسمان و در زمین و در دریا و در همه لجه‌ها. bible_en_fa Arise, O LORD, into thy rest; thou, and the ark of thy strength. ابرها را از اقصای زمین برمی آورد و برقها رابرای باران می‌سازد و بادها را از مخزنهای خویش بیرون می‌آورد. bible_en_fa Let thy priests be clothed with righteousness; and let thy saints shout for joy. که نخست زادگان مصررا کشت، هم از انسان هم از بهایم. bible_en_fa For thy servant David's sake turn not away the face of thine anointed. آیات ومعجزات را در وسط تو‌ای مصر فرستاد، برفرعون و بر جمیع بندگان وی. bible_en_fa The LORD hath sworn in truth unto David; he will not turn from it; Of the fruit of thy body will I set upon thy throne. که امتهای بسیاررا زد و پادشاهان عظیم را کشت. bible_en_fa If thy children will keep my covenant and my testimony that I shall teach them, their children shall also sit upon thy throne for evermore. سیحون پادشاه اموریان و عوج پادشاه باشان و جمیع ممالک کنعان را. bible_en_fa For the LORD hath chosen Zion; he hath desired it for his habitation. و زمین ایشان را به میراث داد، یعنی به میراث قوم خود اسرائیل. bible_en_fa This is my rest for ever: here will I dwell; for I have desired it. ‌ای خداوند، نام توست تا ابدالاباد؛ و‌ای خداوند، یادگاری توست تا جمیع طبقات. bible_en_fa I will abundantly bless her provision: I will satisfy her poor with bread. زیرا خداوند قوم خود را داوری خواهد نمودو بر بندگان خویش شفقت خواهد فرمود. bible_en_fa I will also clothe her priests with salvation: and her saints shall shout aloud for joy. بتهای امتها طلا و نقره می‌باشند، عمل دستهای انسان. bible_en_fa There will I make the horn of David to bud: I have ordained a lamp for mine anointed. دهنها دارند و سخن نمی گویند؛ چشمان دارند و نمی بینند؛ bible_en_fa His enemies will I clothe with shame: but upon himself shall his crown flourish. گوشهادارند و نمی شنوند بلکه در دهان ایشان هیچ نفس نیست. bible_en_fa Behold, how good and how pleasant it is for brethren to dwell together in unity! سازندگان آنها مثل آنها می‌باشند وهرکه بر آنها توکل دارد. bible_en_fa It is like the precious ointment upon the head, that ran down upon the beard, even Aaron's beard: that went down to the skirts of his garments; ‌ای خاندان اسرائیل، خداوند را متبارک خوانید. ای خاندان هارون، خداوند را متبارک خوانید. bible_en_fa As the dew of Hermon, and as the dew that descended upon the mountains of Zion: for there the LORD commanded the blessing, even life for evermore. ‌ای خاندان لاوی، خداوند را متبارک خوانید. ای ترسندگان خداوند، خداوند را متبارک خوانید.خداونداز صهیون متبارک باد، که در اورشلیم ساکن است. هللویاه. bible_en_fa Behold, bless ye the LORD, all ye servants of the LORD, which by night stand in the house of the LORD. خداونداز صهیون متبارک باد، که در اورشلیم ساکن است. هللویاه. bible_en_fa Lift up your hands in the sanctuary, and bless the LORD. خداوند را حمد گویید زیرا که نیکواست و رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa The LORD that made heaven and earth bless thee out of Zion. خدای خدایان را حمد گویید، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa Praise ye the LORD. Praise ye the name of the LORD; praise him, O ye servants of the LORD. رب‌الارباب را حمد گویید، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa Ye that stand in the house of the LORD, in the courts of the house of our God, او را که تنها کارهای عجیب عظیم می‌کند، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa Praise the LORD; for the LORD is good: sing praises unto his name; for it is pleasant. او را که آسمانها را به حکمت آفرید، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa For the LORD hath chosen Jacob unto himself, and Israel for his peculiar treasure. او را که زمین را بر آبها گسترانید، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa For I know that the LORD is great, and that our Lord is above all gods. او را که نیرهای بزرگ آفرید زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa Whatsoever the LORD pleased, that did he in heaven, and in earth, in the seas, and all deep places. آفتاب را برای سلطنت روز، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa He causeth the vapours to ascend from the ends of the earth; he maketh lightnings for the rain; he bringeth the wind out of his treasuries. ماه و ستارگان را برای سلطنت شب، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa Who smote the firstborn of Egypt, both of man and beast. که مصر را در نخست زادگانش زد، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa Who sent tokens and wonders into the midst of thee, O Egypt, upon Pharaoh, and upon all his servants. و اسرائیل را از میان ایشان بیرون آورد، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa Who smote great nations, and slew mighty kings; با دست قوی و بازوی دراز، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa Sihon king of the Amorites, and Og king of Bashan, and all the kingdoms of Canaan: او را که بحر قلزم را به دو بهره تقسیم کرد، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa And gave their land for an heritage, an heritage unto Israel his people. و اسرائیل را از میان آن گذرانید، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa Thy name, O LORD, endureth for ever; and thy memorial, O LORD, throughout all generations. و فرعون و لشکر او را در بحرقلزم انداخت، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa For the LORD will judge his people, and he will repent himself concerning his servants. او را که قوم خویش را در صحرا رهبری نمود، زیرا که رحمت او تاابدالاباد است. bible_en_fa The idols of the heathen are silver and gold, the work of men's hands. او را که پادشاهان بزرگ را زد، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa They have mouths, but they speak not; eyes have they, but they see not; و پادشاهان نامور را کشت، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa They have ears, but they hear not; neither is there any breath in their mouths. سیحون پادشاه اموریان را، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa They that make them are like unto them: so is every one that trusteth in them. و عوج پادشاه باشان را، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa Bless the LORD, O house of Israel: bless the LORD, O house of Aaron: و زمین ایشان را به ارثیت داد، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa Bless the LORD, O house of Levi: ye that fear the LORD, bless the LORD. یعنی به ارثیت بنده خویش اسرائیل، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa Blessed be the LORD out of Zion, which dwelleth at Jerusalem. Praise ye the LORD. و ما را در مذلت ما به یاد آورد، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa O give thanks unto the LORD; for he is good: for his mercy endureth for ever. و مارا از دشمنان ما رهایی داد، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa O give thanks unto the God of gods: for his mercy endureth for ever. که همه بشر را روزی می‌دهد، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است.خدای آسمانها را حمد گویید، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa O give thanks to the Lord of lords: for his mercy endureth for ever. خدای آسمانها را حمد گویید، زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa To him who alone doeth great wonders: for his mercy endureth for ever. نزد نهرهای بابل آنجا نشستیم وگریه نیز کردیم، چون صهیون را به یاد آوردیم. bible_en_fa To him that by wisdom made the heavens: for his mercy endureth for ever. بربطهای خود را آویختیم بردرختان بید که در میان آنها بود. bible_en_fa To him that stretched out the earth above the waters: for his mercy endureth for ever. زیرا آنانی که مارا به اسیری برده بودند، در آنجا از ما سرودخواستند؛ و آنانی که ما را تاراج کرده بودند، شادمانی (خواستند) که «یکی از سرودهای صهیون را برای ما بسرایید.» bible_en_fa To him that made great lights: for his mercy endureth for ever: چگونه سرود خداوند را، در زمین بیگانه بخوانیم؟ bible_en_fa The sun to rule by day: for his mercy endureth for ever: اگر تو را‌ای اورشلیم فراموش کنم، آنگاه دست راست من فراموش کند. bible_en_fa The moon and stars to rule by night: for his mercy endureth for ever. اگر تو را به یادنیاورم، آنگاه زبانم به کامم بچسبد، اگر اورشلیم رابر همه شادمانی خود ترجیح ندهم. bible_en_fa To him that smote Egypt in their firstborn: for his mercy endureth for ever: ای خداوند، روز اورشلیم را برای بنی ادوم به یادآور، که گفتند: «منهدم سازید، تا بنیادش منهدم سازید!» bible_en_fa And brought out Israel from among them: for his mercy endureth for ever: ‌ای دختر بابل که خراب خواهی شد، خوشابحال آنکه به تو جزا دهد چنانکه تو به ماجزا دادی!خوشابحال آنکه اطفال تو را بگیرد وایشان را به صخره‌ها بزند. bible_en_fa With a strong hand, and with a stretched out arm: for his mercy endureth for ever. خوشابحال آنکه اطفال تو را بگیرد وایشان را به صخره‌ها بزند. bible_en_fa To him which divided the Red sea into parts: for his mercy endureth for ever: تو را به تمامی دل خود حمدخواهم گفت. به حضور خدایان تورا حمد خواهم گفت. bible_en_fa And made Israel to pass through the midst of it: for his mercy endureth for ever: به سوی هیکل قدس توعبادت خواهم کرد و نام تو را حمد خواهم گفت، به‌سبب رحمت و راستی تو. زیرا کلام خود را برتمام اسم خود تمجید نموده‌ای. bible_en_fa But overthrew Pharaoh and his host in the Red sea: for his mercy endureth for ever. در روزی که تورا خواندم مرا اجابت فرمودی. و مرا با قوت درجانم شجاع ساختی. bible_en_fa To him which led his people through the wilderness: for his mercy endureth for ever. ‌ای خداوند، تمام پادشاهان جهان تو راحمد خواهند گفت، چون کلام دهان تو رابشنوند. bible_en_fa To him which smote great kings: for his mercy endureth for ever: و طریق های خداوند را خواهندسرایید، زیرا که جلال خداوند عظیم است. bible_en_fa And slew famous kings: for his mercy endureth for ever: زیراکه خداوند متعال است، لیکن بر فروتنان نظر می‌کند. و اما متکبران را از دور می‌شناسد. bible_en_fa Sihon king of the Amorites: for his mercy endureth for ever: اگر‌چه در میان تنگی راه می‌روم، مرا زنده خواهی کرد. دست خود را بر خشم دشمنانم درازمی کنی و دست راستت مرا نجات خواهد داد.خداوند کار مرا به‌کمال خواهد رسانید. ای خداوند، رحمت تو تا ابدالاباد است. کارهای دست خویش را ترک منما. bible_en_fa And Og the king of Bashan: for his mercy endureth for ever: خداوند کار مرا به‌کمال خواهد رسانید. ای خداوند، رحمت تو تا ابدالاباد است. کارهای دست خویش را ترک منما. bible_en_fa And gave their land for an heritage: for his mercy endureth for ever: ای خداوند مرا آزموده وشناخته‌ای. bible_en_fa Even an heritage unto Israel his servant: for his mercy endureth for ever. تو نشستن و برخاستن مرا می‌دانی و فکرهای مرا از دور فهمیده‌ای. bible_en_fa Who remembered us in our low estate: for his mercy endureth for ever: راه و خوابگاه مرا تفتیش کرده‌ای و همه طریق های مرا دانسته‌ای. bible_en_fa And hath redeemed us from our enemies: for his mercy endureth for ever. زیرا که سخنی بر زبان من نیست، جز اینکه تو‌ای خداوند آن را تمام دانسته‌ای. bible_en_fa Who giveth food to all flesh: for his mercy endureth for ever. از عقب و از پیش مرا احاطه کرده‌ای و دست خویش را بر من نهاده‌ای. bible_en_fa O give thanks unto the God of heaven: for his mercy endureth for ever. این‌گونه معرفت برایم زیاده عجیب است. و بلند است که بدان نمی توانم رسید. bible_en_fa By the rivers of Babylon, there we sat down, yea, we wept, when we remembered Zion. از روح تو کجا بروم؟ و از حضور تو کجابگریزم؟ bible_en_fa We hanged our harps upon the willows in the midst thereof. اگر به آسمان صعود کنم، تو آنجاهستی! و اگر در هاویه بستر بگسترانم اینک توآنجا هستی! bible_en_fa For there they that carried us away captive required of us a song; and they that wasted us required of us mirth, saying, Sing us one of the songs of Zion. اگر بالهای سحر را بگیرم و دراقصای دریا ساکن شوم، bible_en_fa How shall we sing the LORD's song in a strange land? در آنجا نیز دست تومرا رهبری خواهد نمود و دست راست تو مراخواهد گرفت. bible_en_fa If I forget thee, O Jerusalem, let my right hand forget her cunning. و گفتم: «یقین تاریکی مرا خواهدپوشانید.» که در حال شب گرداگرد من روشنایی گردید. bible_en_fa If I do not remember thee, let my tongue cleave to the roof of my mouth; if I prefer not Jerusalem above my chief joy. تاریکی نیز نزد تو تاریک نیست و شب مثل روز روشن است و تاریکی و روشنایی یکی است. bible_en_fa Remember, O LORD, the children of Edom in the day of Jerusalem; who said, Rase it, rase it, even to the foundation thereof. زیرا که تو بر دل من مالک هستی؛ مرا دررحم مادرم نقش بستی. bible_en_fa O daughter of Babylon, who art to be destroyed; happy shall he be, that rewardeth thee as thou hast served us. تو را حمد خواهم گفت زیرا که به طور مهیب و عجیب ساخته شده‌ام. کارهای تو عجیب است و جان من این رانیکو می‌داند. bible_en_fa Happy shall he be, that taketh and dasheth thy little ones against the stones. استخوانهایم از تو پنهان نبودوقتی که در نهان ساخته می‌شدم و در اسفل زمین نقشبندی می‌گشتم. bible_en_fa I will praise thee with my whole heart: before the gods will I sing praise unto thee. چشمان تو جنین مرا دیده است و در دفتر تو همه اعضای من نوشته شده، درروزهایی که ساخته می‌شد، وقتی که یکی از آنهاوجود نداشت. bible_en_fa I will worship toward thy holy temple, and praise thy name for thy lovingkindness and for thy truth: for thou hast magnified thy word above all thy name. ‌ای خدا، فکرهای تو نزد من چه قدر گرامی است و جمله آنها چه عظیم است! bible_en_fa In the day when I cried thou answeredst me, and strengthenedst me with strength in my soul. اگر آنها رابشمارم، از ریگ زیاده است. وقتی که بیدارمی شوم هنوز نزد تو حاضر هستم. bible_en_fa All the kings of the earth shall praise thee, O LORD, when they hear the words of thy mouth. یقین‌ای خدا شریران را خواهی کشت. پس‌ای مردمان خون ریز از من دور شوید. bible_en_fa Yea, they shall sing in the ways of the LORD: for great is the glory of the LORD. زیرا سخنان مکرآمیز درباره تو می‌گویند و دشمنانت نام تو رابه باطل می‌برند. bible_en_fa Though the LORD be high, yet hath he respect unto the lowly: but the proud he knoweth afar off. ‌ای خداوند آیا نفرت نمی دارم از آنانی که تو را نفرت می‌دارند، و آیامخالفان تو را مکروه نمی شمارم؟ bible_en_fa Though I walk in the midst of trouble, thou wilt revive me: thou shalt stretch forth thine hand against the wrath of mine enemies, and thy right hand shall save me. ایشان را به نفرت تام نفرت می‌دارم. ایشان را دشمنان خویشتن می‌شمارم. bible_en_fa The LORD will perfect that which concerneth me: thy mercy, O LORD, endureth for ever: forsake not the works of thine own hands. ‌ای خدا مرا تفتیش کن و دل مرا بشناس. مرابیازما و فکرهای مرا بدان،و ببین که آیا در من راه فساد است! و مرا به طریق جاودانی هدایت فرما. bible_en_fa O LORD, thou hast searched me, and known me. و ببین که آیا در من راه فساد است! و مرا به طریق جاودانی هدایت فرما. bible_en_fa Thou knowest my downsitting and mine uprising, thou understandest my thought afar off. ای خداوند، مرا از مرد شریر رهایی ده و از مرد ظالم مرا محفوظ فرما! bible_en_fa Thou compassest my path and my lying down, and art acquainted with all my ways. که در دلهای خود در شرارت تفکر می‌کنند وتمامی روز برای جنگ جمع می‌شوند. bible_en_fa For there is not a word in my tongue, but, lo, O LORD, thou knowest it altogether. دندانهای خود را مثل مار تیز می‌کنند و زهرافعی زیر لب ایشان است، سلاه. bible_en_fa Thou hast beset me behind and before, and laid thine hand upon me. ‌ای خداوند مرااز دست شریر نگاه دار، از مرد ظالم مرا محافظت فرما که تدبیر می‌کنند تا پایهای مرا بلغزانند. bible_en_fa Such knowledge is too wonderful for me; it is high, I cannot attain unto it. متکبران برای من تله و ریسمانها پنهان کرده ودام به‌سر راه گسترده، و کمندها برای من نهاده‌اند، سلاه. bible_en_fa Whither shall I go from thy spirit? or whither shall I flee from thy presence? به خداوند گفتم: «تو خدای من هستی. ای خداوند آواز تضرع مرا بشنو!» bible_en_fa If I ascend up into heaven, thou art there: if I make my bed in hell, behold, thou art there. ‌ای یهوه خداوندکه قوت نجات من هستی، تو سر مرا در روز جنگ پوشانیده‌ای. bible_en_fa If I take the wings of the morning, and dwell in the uttermost parts of the sea; ‌ای خداوند، آرزوهای شریر رابرایش برمیاور و تدابیر ایشان را به انجام مرسان مبادا سرافراشته شوند، سلاه. bible_en_fa Even there shall thy hand lead me, and thy right hand shall hold me. و اما سرهای آنانی که مرا احاطه می‌کنند، شرارت لبهای ایشان، آنها را خواهد پوشانید. bible_en_fa If I say, Surely the darkness shall cover me; even the night shall be light about me. اخگرهای سوزنده را برایشان خواهند ریخت، ایشان را درآتش خواهند انداخت و در ژرفیها که دیگرنخواهند برخاست. bible_en_fa Yea, the darkness hideth not from thee; but the night shineth as the day: the darkness and the light are both alike to thee. مرد بدگو در زمین پایدارنخواهد شد. مرد ظالم را شرارت صید خواهدکرد تا او را هلاک کند bible_en_fa For thou hast possessed my reins: thou hast covered me in my mother's womb. می‌دانم که خداونددادرسی فقیر را خواهد کرد و داوری مسکینان راخواهد نمود.هر آینه عادلان نام تو را حمدخواهند گفت و راستان به حضور تو ساکن خواهند شد. bible_en_fa I will praise thee; for I am fearfully and wonderfully made: marvellous are thy works; and that my soul knoweth right well. هر آینه عادلان نام تو را حمدخواهند گفت و راستان به حضور تو ساکن خواهند شد. bible_en_fa My substance was not hid from thee, when I was made in secret, and curiously wrought in the lowest parts of the earth. ای خداوند تو را می‌خوانم. نزد من بشتاب! و چون تو را بخوانم آوازمرا بشنو! bible_en_fa Thine eyes did see my substance, yet being unperfect; and in thy book all my members were written, which in continuance were fashioned, when as yet there was none of them. دعای من به حضور تو مثل بخورآراسته شود، و برافراشتن دستهایم، مثل هدیه شام. bible_en_fa How precious also are thy thoughts unto me, O God! how great is the sum of them! ‌ای خداوند، بر دهان من نگاهبانی فرما و درلبهایم را نگاه دار. bible_en_fa If I should count them, they are more in number than the sand: when I awake, I am still with thee. دل مرا به عمل بد مایل مگردان تا مرتکب اعمال زشت با مردان بدکارنشوم. و از چیزهای لذیذ ایشان نخورم. bible_en_fa Surely thou wilt slay the wicked, O God: depart from me therefore, ye bloody men. مرد عادل مرا بزند و لطف خواهد بود، و مرا تادیب نماید و روغن برای سر خواهد بود! و سر من آن راابا نخواهد نمود زیرا که در بدیهای ایشان نیزدعای من دایم خواهد بود. bible_en_fa For they speak against thee wickedly, and thine enemies take thy name in vain. چون داوران ایشان از سر صخره‌ها انداخته شوند، آنگاه سخنان مراخواهند شنید زیرا که شیرین است. bible_en_fa Do not I hate them, O LORD, that hate thee? and am not I grieved with those that rise up against thee? مثل کسی‌که زمین را فلاحت و شیار بکند، استخوانهای مابر سر قبرها پراکنده می‌شود. bible_en_fa I hate them with perfect hatred: I count them mine enemies. زیرا که‌ای یهوه خداوند، چشمان من بسوی توست. و بر تو توکل دارم. پس جان مرا تلف منما! bible_en_fa Search me, O God, and know my heart: try me, and know my thoughts: مرا از دامی که برای من نهاده‌اند نگاه دار و از کمندهای گناهکاران.شریران به دامهای خود بیفتند و من بسلامتی در بگذرم. bible_en_fa And see if there be any wicked way in me, and lead me in the way everlasting. شریران به دامهای خود بیفتند و من بسلامتی در بگذرم. bible_en_fa Deliver me, O LORD, from the evil man: preserve me from the violent man; به آواز خود نزد خداوند فریادبرمی آورم. به آواز خود نزد خداوندتضرع می‌نمایم. bible_en_fa Which imagine mischiefs in their heart; continually are they gathered together for war. ناله خود را در حضور اوخواهم ریخت. تنگی های خود را نزد او بیان خواهم کرد. bible_en_fa They have sharpened their tongues like a serpent; adders' poison is under their lips. Selah. وقتی که روح من در من مدهوش می‌شود. پس تو طریقت مرا دانسته‌ای. در راهی که می‌روم دام برای من پنهان کرده‌اند. bible_en_fa Keep me, O LORD, from the hands of the wicked; preserve me from the violent man; who have purposed to overthrow my goings. به طرف راست بنگر و ببین که کسی نیست که مرا بشناسد. ملجا برای من نابود شد. کسی نیست که در فکرجان من باشد. bible_en_fa The proud have hid a snare for me, and cords; they have spread a net by the wayside; they have set gins for me. Selah. نزد تو‌ای خداوند فریاد کردم وگفتم که تو ملجا و حصه من در زمین زندگان هستی. bible_en_fa I said unto the LORD, Thou art my God: hear the voice of my supplications, O LORD. به ناله من توجه کن زیرا که بسیار ذلیلم! مرا از جفاکنندگانم برهان، زیرا که از من زورآورترند.جان مرا از زندان درآور تا نام تو را حمد گویم. عادلان گرداگرد من خواهند آمد زیراکه به من احسان نموده‌ای. bible_en_fa O GOD the Lord, the strength of my salvation, thou hast covered my head in the day of battle. جان مرا از زندان درآور تا نام تو را حمد گویم. عادلان گرداگرد من خواهند آمد زیراکه به من احسان نموده‌ای. bible_en_fa Grant not, O LORD, the desires of the wicked: further not his wicked device; lest they exalt themselves. Selah. ای خداوند دعای مرا بشنو و به تضرع من گوش بده! در امانت وعدالت خویش مرا اجابت فرما! bible_en_fa As for the head of those that compass me about, let the mischief of their own lips cover them. و بر بنده خودبه محاکمه برمیا. زیرا زنده‌ای نیست که به حضورتو عادل شمرده شود. bible_en_fa Let burning coals fall upon them: let them be cast into the fire; into deep pits, that they rise not up again. زیرا که دشمن بر جان من جفا کرده، حیات مرا به زمین کوبیده است و مرا درظلمت ساکن گردانیده، مثل آنانی که مدتی مرده باشند. bible_en_fa Let not an evil speaker be established in the earth: evil shall hunt the violent man to overthrow him. پس روح من در من مدهوش شده، و دلم در اندرونم متحیر گردیده است. bible_en_fa I know that the LORD will maintain the cause of the afflicted, and the right of the poor. ایام قدیم را به یاد می‌آورم. در همه اعمال توتفکر نموده، در کارهای دست تو تامل می‌کنم. bible_en_fa Surely the righteous shall give thanks unto thy name: the upright shall dwell in thy presence. دستهای خود را بسوی تو دراز می‌کنم. جان من مثل زمین خشک، تشنه تو است، سلاه. bible_en_fa LORD, I cry unto thee: make haste unto me; give ear unto my voice, when I cry unto thee. ‌ای خداوند، بزودی مرا اجابت فرما زیرا روح من کاهیده شده است. روی خود را از من مپوشان، مبادا مثل فروروندگان به هاویه بشوم. bible_en_fa Let my prayer be set forth before thee as incense; and the lifting up of my hands as the evening sacrifice. بامدادان رحمت خود را به من بشنوان زیرا که بر تو توکل دارم. طریقی را که برآن بروم، مرا بیاموز زیرا نزدتو جان خود را برمی افرازم. bible_en_fa Set a watch, O LORD, before my mouth; keep the door of my lips. ‌ای خداوند مرا از دشمنانم برهان زیرا که نزدتو پناه برده‌ام. bible_en_fa Incline not my heart to any evil thing, to practise wicked works with men that work iniquity: and let me not eat of their dainties. مرا تعلیم ده تا اراده تو را بجاآورم زیرا خدای من تو هستی. روح مهربان تو مرادر زمین هموار هدایت بنماید. bible_en_fa Let the righteous smite me; it shall be a kindness: and let him reprove me; it shall be an excellent oil, which shall not break my head: for yet my prayer also shall be in their calamities. به‌خاطر نام خود‌ای خداوند مرا زنده ساز. به‌خاطر عدالت خویش جان مرا از تنگی برهان.و به‌خاطر رحمت خود، دشمنانم را منقطع ساز. و همه مخالفان جان مرا هلاک کن زیرا که من بنده توهستم. bible_en_fa When their judges are overthrown in stony places, they shall hear my words; for they are sweet. و به‌خاطر رحمت خود، دشمنانم را منقطع ساز. و همه مخالفان جان مرا هلاک کن زیرا که من بنده توهستم. bible_en_fa Our bones are scattered at the grave's mouth, as when one cutteth and cleaveth wood upon the earth. خداوند که صخره من است، متبارک باد! که دستهای مرا به جنگ وانگشتهای مرا به حرب تعلیم داد! bible_en_fa But mine eyes are unto thee, O GOD the Lord: in thee is my trust; leave not my soul destitute. رحمت من اوست و ملجای من و قلعه بلند من و رهاننده من وسپر من و آنکه بر او توکل دارم، که قوم مرا در زیراطاعت من می‌دارد. bible_en_fa Keep me from the snares which they have laid for me, and the gins of the workers of iniquity. ‌ای خداوند، آدمی چیست که او را بشناسی؟ و پسر انسان که او را به حساب بیاوری؟ bible_en_fa Let the wicked fall into their own nets, whilst that I withal escape. انسان مثل نفسی است و روزهایش مثل سایه‌ای است که می‌گذرد. bible_en_fa I cried unto the LORD with my voice; with my voice unto the LORD did I make my supplication. ‌ای خداوند آسمانهای خود را خم ساخته، فرود بیا. و کوهها را لمس کن تا دود شوند. bible_en_fa I poured out my complaint before him; I shewed before him my trouble. رعدرا جهنده ساخته، آنها را پراکنده ساز. تیرهای خود را بفرست و آنها را منهزم نما. bible_en_fa When my spirit was overwhelmed within me, then thou knewest my path. In the way wherein I walked have they privily laid a snare for me. دست خودرا از اعلی بفرست، و مرا رهانیده، از آبهای بسیارخلاصی ده، یعنی از دست پسران اجنبی. bible_en_fa I looked on my right hand, and beheld, but there was no man that would know me: refuge failed me; no man cared for my soul. که دهان ایشان به باطل سخن می‌گوید، و دست راست ایشان، دست دروغ است. bible_en_fa I cried unto thee, O LORD: I said, Thou art my refuge and my portion in the land of the living. ‌ای خدا، تو راسرودی تازه می‌سرایم. با بربط ذات ده تار، تو راترنم خواهم نمود. bible_en_fa Attend unto my cry; for I am brought very low: deliver me from my persecutors; for they are stronger than I. که پادشاهان را نجات می‌بخشی، و بنده خود داود را از شمشیر مهلک می‌رهانی. bible_en_fa Bring my soul out of prison, that I may praise thy name: the righteous shall compass me about; for thou shalt deal bountifully with me. مرا از دست اجنبیان برهان و خلاصی ده، که دهان ایشان به باطل سخن می‌گوید. و دست راست ایشان دست دروغ است. bible_en_fa Hear my prayer, O LORD, give ear to my supplications: in thy faithfulness answer me, and in thy righteousness. تا پسران ما در جوانی خود نمو کرده، مثل نهالها باشند. ودختران ما مثل سنگهای زاویه تراشیده شده به مثال قصر. bible_en_fa And enter not into judgment with thy servant: for in thy sight shall no man living be justified. و انبارهای ما پر شده، به انواع نعمت ریزان شوند. و گله های ما هزارها و کرورهادر صحراهای ما بزایند. bible_en_fa For the enemy hath persecuted my soul; he hath smitten my life down to the ground; he hath made me to dwell in darkness, as those that have been long dead. و گاوان ما باربردارشوند و هیچ رخنه و خروج و ناله‌ای درکوچه های ما نباشد.خوشابحال قومی که نصیب ایشان این است. خوشابحال آن قوم که یهوه خدای ایشان است. bible_en_fa Therefore is my spirit overwhelmed within me; my heart within me is desolate. خوشابحال قومی که نصیب ایشان این است. خوشابحال آن قوم که یهوه خدای ایشان است. bible_en_fa I remember the days of old; I meditate on all thy works; I muse on the work of thy hands. ای خدای من، ای پادشاه، تو را متعال می‌خوانم و نام تو را متبارک می‌گویم، تا ابدالاباد! bible_en_fa I stretch forth my hands unto thee: my soul thirsteth after thee, as a thirsty land. Selah. تمامی روز تو را متبارک می‌خوانم، و نام تو را حمد می‌گویم تا ابدالاباد. bible_en_fa Hear me speedily, O LORD: my spirit faileth: hide not thy face from me, lest I be like unto them that go down into the pit. خداوند عظیم است و بی‌نهایت ممدوح. وعظمت او را تفتیش نتوان کرد. bible_en_fa Cause me to hear thy lovingkindness in the morning; for in thee do I trust: cause me to know the way wherein I should walk; for I lift up my soul unto thee. طبقه تا طبقه اعمال تو را تسبیح می‌خوانند و کارهای عظیم تورا بیان خواهند نمود. bible_en_fa Deliver me, O LORD, from mine enemies: I flee unto thee to hide me. در مجد جلیل کبریایی توو در کارهای عجیب تو تفکر خواهم نمود. bible_en_fa Teach me to do thy will; for thou art my God: thy spirit is good; lead me into the land of uprightness. درقوت کارهای مهیب تو سخن خواهند گفت. و من عظمت تو را بیان خواهم نمود. bible_en_fa Quicken me, O LORD, for thy name's sake: for thy righteousness' sake bring my soul out of trouble. و یادگاری کثرت احسان تو را حکایت خواهند کرد. وعدالت تو را خواهند سرایید. bible_en_fa And of thy mercy cut off mine enemies, and destroy all them that afflict my soul: for I am thy servant. خداوند کریم ورحیم است و دیر غضب و کثیرالاحسان. bible_en_fa Blessed be the LORD my strength, which teacheth my hands to war, and my fingers to fight: خداوند برای همگان نیکو است. و رحمت های وی بر همه اعمال وی است. bible_en_fa My goodness, and my fortress; my high tower, and my deliverer; my shield, and he in whom I trust; who subdueth my people under me. ‌ای خداوندجمیع کارهای تو، تو را حمد می‌گویند. ومقدسان تو، تو را متبارک می‌خوانند. bible_en_fa LORD, what is man, that thou takest knowledge of him! or the son of man, that thou makest account of him! درباره جلال ملکوت تو سخن می‌گویند و توانایی تو راحکایت می‌کنند. bible_en_fa Man is like to vanity: his days are as a shadow that passeth away. تا کارهای عظیم تو را به بنی آدم تعلیم دهند و کبریایی مجید ملکوت تورا. bible_en_fa Bow thy heavens, O LORD, and come down: touch the mountains, and they shall smoke. ملکوت تو، ملکوتی است تا جمیع دهرها وسلطنت تو باقی تا تمام دورها. bible_en_fa Cast forth lightning, and scatter them: shoot out thine arrows, and destroy them. خداوند جمیع افتادگان را تایید می‌کند و خم شدگان رابرمی خیزاند. bible_en_fa Send thine hand from above; rid me, and deliver me out of great waters, from the hand of strange children; چشمان همگان منتظر تومی باشد و تو طعام ایشان را در موسمش می‌دهی. bible_en_fa Whose mouth speaketh vanity, and their right hand is a right hand of falsehood. دست خویش را باز می‌کنی و آرزوی همه زندگان را سیر می‌نمایی. bible_en_fa I will sing a new song unto thee, O God: upon a psaltery and an instrument of ten strings will I sing praises unto thee. خداوند عادل است در جمیع طریق های خود و رحیم در کل اعمال خویش. bible_en_fa It is he that giveth salvation unto kings: who delivereth David his servant from the hurtful sword. خداوند نزدیک است به آنانی که او رامی خوانند، به آنانی که او را به راستی می‌خوانند. bible_en_fa Rid me, and deliver me from the hand of strange children, whose mouth speaketh vanity, and their right hand is a right hand of falsehood: آرزوی ترسندگان خود را بجا می‌آورد وتضرع ایشان را شنیده، ایشان را نجات می‌دهد. bible_en_fa That our sons may be as plants grown up in their youth; that our daughters may be as corner stones, polished after the similitude of a palace: خداوند همه محبان خود را نگاه می‌دارد وهمه شریران را هلاک خواهد ساخت.دهان من تسبیح خداوند را خواهد گفت و همه بشر نام قدوس او را متبارک بخوانند تا ابدالاباد. bible_en_fa That our garners may be full, affording all manner of store: that our sheep may bring forth thousands and ten thousands in our streets: دهان من تسبیح خداوند را خواهد گفت و همه بشر نام قدوس او را متبارک بخوانند تا ابدالاباد. bible_en_fa That our oxen may be strong to labour; that there be no breaking in, nor going out; that there be no complaining in our streets. هللویاه! ای جان من خداوند راتسبیح بخوان! bible_en_fa Happy is that people, that is in such a case: yea, happy is that people, whose God is the LORD. تا زنده هستم، خداوند را حمد خواهم گفت. مادامی که وجوددارم، خدای خود را خواهم سرایید. bible_en_fa I will extol thee, my God, O king; and I will bless thy name for ever and ever. بر روساتوکل مکنید و نه بر ابن آدم که نزد او اعانتی نیست. bible_en_fa Every day will I bless thee; and I will praise thy name for ever and ever. روح او بیرون می‌رود و او به خاک خودبرمی گردد و در همان روز فکرهایش نابودمی شود. bible_en_fa Great is the LORD, and greatly to be praised; and his greatness is unsearchable. خوشابحال آنکه خدای یعقوب مددکار اوست، که امید او بر یهوه خدای وی می‌باشد، bible_en_fa One generation shall praise thy works to another, and shall declare thy mighty acts. که آسمان و زمین را آفرید و دریا و آنچه را که در آنهاست؛ که راستی را نگاه دارد تا ابدالاباد؛ bible_en_fa I will speak of the glorious honour of thy majesty, and of thy wondrous works. که مظلومان را دادرسی می‌کند؛ و گرسنگان رانان می‌بخشد. خداوند اسیران را آزاد می‌سازد. bible_en_fa And men shall speak of the might of thy terrible acts: and I will declare thy greatness. خداوند چشمان کوران را باز می‌کند. خداوندخم شدگان را برمی افرازد. خداوند عادلان رادوست می‌دارد. bible_en_fa They shall abundantly utter the memory of thy great goodness, and shall sing of thy righteousness. خداوند غریبان را محافظت می‌کند و یتیمان و بیوه‌زنان را پایدار می‌نماید. لیکن طریق شریران را کج می‌سازد.خداوندسلطنت خواهد کرد تا ابدالاباد و خدای تو‌ای صهیون، نسلا بعد نسل. هللویاه! bible_en_fa The LORD is gracious, and full of compassion; slow to anger, and of great mercy. خداوندسلطنت خواهد کرد تا ابدالاباد و خدای تو‌ای صهیون، نسلا بعد نسل. هللویاه! bible_en_fa The LORD is good to all: and his tender mercies are over all his works. هللویاه، زیرا خدای ما را سراییدن نیکو است و دل پسند، و تسبیح خواندن شایسته است! bible_en_fa All thy works shall praise thee, O LORD; and thy saints shall bless thee. خداوند اورشلیم را بنامی کند و پراکندگان اسرائیل را جمع می‌نماید. bible_en_fa They shall speak of the glory of thy kingdom, and talk of thy power; شکسته دلان را شفا می‌دهد و جراحت های ایشان را می‌بندد. bible_en_fa To make known to the sons of men his mighty acts, and the glorious majesty of his kingdom. عدد ستارگان را می‌شمارد وجمیع آنها را به نام می‌خواند. bible_en_fa Thy kingdom is an everlasting kingdom, and thy dominion endureth throughout all generations. خداوند ما بزرگ است و قوت او عظیم و حکمت وی غیرمتناهی. bible_en_fa The LORD upholdeth all that fall, and raiseth up all those that be bowed down. خداوند مسکینان را برمی افرازد و شریران را به زمین می‌اندازد. bible_en_fa The eyes of all wait upon thee; and thou givest them their meat in due season. خداوند را با تشکر بسرایید. خدای ما را با بربط سرود بخوانید. bible_en_fa Thou openest thine hand, and satisfiest the desire of every living thing. که آسمانهارا با ابرها می‌پوشاند و باران را برای زمین مهیامی نماید و گیاه را بر کوهها می‌رویاند. bible_en_fa The LORD is righteous in all his ways, and holy in all his works. که بهایم را آذوقه می‌دهد و بچه های غراب را که او رامی خوانند. bible_en_fa The LORD is nigh unto all them that call upon him, to all that call upon him in truth. در قوت اسب رغبت ندارد، و ازساقهای انسان راضی نمی باشد. bible_en_fa He will fulfil the desire of them that fear him: he also will hear their cry, and will save them. رضامندی خداوند از ترسندگان وی است و از آنانی که به رحمت وی امیدوارند. bible_en_fa The LORD preserveth all them that love him: but all the wicked will he destroy. ‌ای اورشلیم، خداوند را تسبیح بخوان. ای صهیون، خدای خود را حمد بگو. bible_en_fa My mouth shall speak the praise of the LORD: and let all flesh bless his holy name for ever and ever. زیرا که پشت بندهای دروازه هایت را مستحکم کرده وفرزندانت را در اندرونت مبارک فرموده است. bible_en_fa Praise ye the LORD. Praise the LORD, O my soul. که حدود تو را سلامتی می‌دهد و تو را ازمغز گندم سیر می‌گرداند. bible_en_fa While I live will I praise the LORD: I will sing praises unto my God while I have any being. که کلام خود را برزمین فرستاده است و قول او به زودی هر‌چه تمام تر می‌دود. bible_en_fa Put not your trust in princes, nor in the son of man, in whom there is no help. که برف را مثل پشم می‌باراند، و ژاله را مثل خاکستر می‌پاشد. bible_en_fa His breath goeth forth, he returneth to his earth; in that very day his thoughts perish. که تگرگ خودرا در قطعه‌ها می‌اندازد؛ و کیست که پیش سرمای او تواند ایستاد؟ bible_en_fa Happy is he that hath the God of Jacob for his help, whose hope is in the LORD his God: کلام خود را می‌فرستد وآنها را می‌گدازد. باد خویش را می‌وزاند، پس آبها جاری می‌شود. bible_en_fa Which made heaven, and earth, the sea, and all that therein is: which keepeth truth for ever: کلام خود را به یعقوب بیان کرده، و فرایض و داوریهای خویش را به اسرائیل.با هیچ امتی چنین نکرده است و داوریهای او را ندانسته‌اند. هللویاه! bible_en_fa Which executeth judgment for the oppressed: which giveth food to the hungry. The LORD looseth the prisoners: با هیچ امتی چنین نکرده است و داوریهای او را ندانسته‌اند. هللویاه! bible_en_fa The LORD openeth the eyes of the blind: the LORD raiseth them that are bowed down: the LORD loveth the righteous: هللویاه! خداوند را از آسمان تسبیح بخوانید! در اعلی علیین او راتسبیح بخوانید! bible_en_fa The LORD preserveth the strangers; he relieveth the fatherless and widow: but the way of the wicked he turneth upside down. ‌ای همه فرشتگانش او را تسبیح بخوانید. ای همه لشکرهای او او را تسبیح بخوانید. bible_en_fa The LORD shall reign for ever, even thy God, O Zion, unto all generations. Praise ye the LORD. ‌ای آفتاب و ماه او را تسبیح بخوانید. ای همه ستارگان نور او را تسبیح بخوانید. bible_en_fa Praise ye the LORD: for it is good to sing praises unto our God; for it is pleasant; and praise is comely. ‌ای فلک الافلاک او را تسبیح بخوانید، و‌ای آبهایی که فوق آسمانهایید. bible_en_fa The LORD doth build up Jerusalem: he gathereth together the outcasts of Israel. نام خداوند را تسبیح بخوانیدزیرا که او امر فرمود پس آفریده شدند. bible_en_fa He healeth the broken in heart, and bindeth up their wounds. و آنها راپایدار نمود تا ابدالاباد و قانونی قرار داد که از آن در نگذرند. bible_en_fa He telleth the number of the stars; he calleth them all by their names. خداوند را از زمین تسبیح بخوانید، ای نهنگان و جمیع لجه‌ها. bible_en_fa Great is our Lord, and of great power: his understanding is infinite. ‌ای آتش و تگرگ وبرف و مه و باد تند که فرمان او را به‌جا می‌آورید. bible_en_fa The LORD lifteth up the meek: he casteth the wicked down to the ground. ‌ای کوهها و تمام تل‌ها و درختان میوه دار و همه سروهای آزاد. bible_en_fa Sing unto the LORD with thanksgiving; sing praise upon the harp unto our God: ‌ای وحوش و جمیع بهایم وحشرات و مرغان بالدار. bible_en_fa Who covereth the heaven with clouds, who prepareth rain for the earth, who maketh grass to grow upon the mountains. ‌ای پادشاهان زمین وجمیع امت‌ها و سروران و همه داوران جهان. bible_en_fa He giveth to the beast his food, and to the young ravens which cry. ‌ای جوانان و دوشیزگان نیز و پیران و اطفال. bible_en_fa He delighteth not in the strength of the horse: he taketh not pleasure in the legs of a man. نام خداوند را تسبیح بخوانند، زیرا نام او تنهامتعال است و جلال او فوق زمین و آسمان.واو شاخی برای قوم خود برافراشته است، تا فخرباشد برای همه مقدسان او، یعنی برای بنی‌اسرائیل که قوم مقرب او می‌باشند. هللویاه! bible_en_fa The LORD taketh pleasure in them that fear him, in those that hope in his mercy. واو شاخی برای قوم خود برافراشته است، تا فخرباشد برای همه مقدسان او، یعنی برای بنی‌اسرائیل که قوم مقرب او می‌باشند. هللویاه! bible_en_fa Praise the LORD, O Jerusalem; praise thy God, O Zion. هللویاه! خداوند را سرود تازه بسرایید و تسبیح او را در جماعت مقدسان! bible_en_fa For he hath strengthened the bars of thy gates; he hath blessed thy children within thee. اسرائیل در آفریننده خود شادی کنندو پسران صهیون در پادشاه خویش وجد نمایند. bible_en_fa He maketh peace in thy borders, and filleth thee with the finest of the wheat. نام او را با رقص تسبیح بخوانند. با بربط و عود اورا بسرایند. bible_en_fa He sendeth forth his commandment upon earth: his word runneth very swiftly. زیرا خداوند از قوم خویش رضامندی دارد. مسکینان را به نجات جمیل می‌سازد. bible_en_fa He giveth snow like wool: he scattereth the hoarfrost like ashes. مقدسان از جلال فخر بنمایند. و بربسترهای خود ترنم بکنند. bible_en_fa He casteth forth his ice like morsels: who can stand before his cold? تسبیحات بلند خدادر دهان ایشان باشد. و شمشیر دو‌دمه در دست ایشان. bible_en_fa He sendeth out his word, and melteth them: he causeth his wind to blow, and the waters flow. تا از امت‌ها انتقام بکشند و تادیب‌ها برطوایف بنمایند. bible_en_fa He sheweth his word unto Jacob, his statutes and his judgments unto Israel. و پادشاهان ایشان را به زنجیرها ببندند و سروران ایشان را به پابندهای آهنین.و داوری را که مکتوب است بر ایشان اجرا دارند. این کرامت است برای همه مقدسان او. هللویاه! bible_en_fa He hath not dealt so with any nation: and as for his judgments, they have not known them. Praise ye the LORD. و داوری را که مکتوب است بر ایشان اجرا دارند. این کرامت است برای همه مقدسان او. هللویاه! bible_en_fa Praise ye the LORD. Praise ye the LORD from the heavens: praise him in the heights. هللویاه! خدا را در قدس او تسبیح بخوانید. در فلک قوت او، او راتسبیح بخوانید! bible_en_fa Praise ye him, all his angels: praise ye him, all his hosts. او را به‌سبب کارهای عظیم اوتسبیح بخوانید. او را به حسب کثرت عظمتش تسبیح بخوانید. bible_en_fa Praise ye him, sun and moon: praise him, all ye stars of light. او را به آواز کرنا تسبیح بخوانید. او را با بربط و عود تسبیح بخوانید. bible_en_fa Praise him, ye heavens of heavens, and ye waters that be above the heavens. اورا با دف و رقص تسبیح بخوانید. او را با ذوات اوتار و نی تسبیح بخوانید.او را با صنجهای بلندآواز تسبیح بخوانید. او را با صنجهای خوش صدا تسبیح بخوانید. bible_en_fa Let them praise the name of the LORD: for he commanded, and they were created. او را با صنجهای بلندآواز تسبیح بخوانید. او را با صنجهای خوش صدا تسبیح بخوانید. bible_en_fa He hath also stablished them for ever and ever: he hath made a decree which shall not pass. امثال سلیمان بن داود پادشاه اسرائیل bible_en_fa Praise the LORD from the earth, ye dragons, and all deeps: به جهت دانستن حکمت و عدل، و برای فهمیدن کلمات فطانت. bible_en_fa Fire, and hail; snow, and vapour; stormy wind fulfilling his word: به جهت اکتساب ادب معرفت آمیز، و عدالت و انصاف و استقامت. bible_en_fa Mountains, and all hills; fruitful trees, and all cedars: تاساده دلان را زیرکی بخشد، و جوانان را معرفت وتمیز. bible_en_fa Beasts, and all cattle; creeping things, and flying fowl: تا مرد حکیم بشنود و علم را بیفزاید. ومرد فهیم تدابیر را تحصیل نماید. bible_en_fa Kings of the earth, and all people; princes, and all judges of the earth: تا امثال وکنایات را بفهمند، کلمات حکیمان و غوامض ایشان را. bible_en_fa Both young men, and maidens; old men, and children: ترس یهوه آغاز علم است. لیکن جاهلان حکمت و ادب را خوار می‌شمارند. bible_en_fa Let them praise the name of the LORD: for his name alone is excellent; his glory is above the earth and heaven. ‌ای پسر من تادیب پدر خود را بشنو، و تعلیم مادر خویش را ترک منما. bible_en_fa He also exalteth the horn of his people, the praise of all his saints; even of the children of Israel, a people near unto him. Praise ye the LORD. زیرا که آنها تاج زیبایی برای سر تو، و جواهر برای گردن توخواهد بود. bible_en_fa Praise ye the LORD. Sing unto the LORD a new song, and his praise in the congregation of saints. ‌ای پسر من اگر گناهکاران تو رافریفته سازند، قبول منما. bible_en_fa Let Israel rejoice in him that made him: let the children of Zion be joyful in their King. اگر گویند: «همراه مابیا تا برای خون در کمین بنشینیم، و برای بی‌گناهان بی‌جهت پنهان شویم، bible_en_fa Let them praise his name in the dance: let them sing praises unto him with the timbrel and harp. مثل هاویه ایشان را زنده خواهیم بلعید، و تندرست مانندآنانی که به گور فرو می‌روند. bible_en_fa For the LORD taketh pleasure in his people: he will beautify the meek with salvation. هر گونه اموال نفیسه را پیدا خواهیم نمود. و خانه های خود را ازغنیمت مملو خواهیم ساخت. bible_en_fa Let the saints be joyful in glory: let them sing aloud upon their beds. قرعه خود رادر میان ما بینداز. و جمیع ما را یک کیسه خواهدبود.» bible_en_fa Let the high praises of God be in their mouth, and a twoedged sword in their hand; ‌ای پسر من با ایشان در راه مرو. و پای خودرا از طریقهای ایشان باز دار bible_en_fa To execute vengeance upon the heathen, and punishments upon the people; زیرا که پایهای ایشان برای شرارت می‌دود و به جهت ریختن خون می‌شتابد. bible_en_fa To bind their kings with chains, and their nobles with fetters of iron; به تحقیق، گستردن دام در نظرهر بالداری بی‌فایده است. bible_en_fa To execute upon them the judgment written: this honour have all his saints. Praise ye the LORD. لیکن ایشان به جهت خون خود کمین می‌سازند، و برای جان خویش پنهان می‌شوند. bible_en_fa Praise ye the LORD. Praise God in his sanctuary: praise him in the firmament of his power. همچنین است راههای هر کس که طماع سود باشد، که آن جان مالک خود را هلاک می‌سازد. bible_en_fa Praise him for his mighty acts: praise him according to his excellent greatness. حکمت در بیرون ندا می‌دهد و در شوارع عام آواز خود را بلند می‌کند. bible_en_fa Praise him with the sound of the trumpet: praise him with the psaltery and harp. در سرچهارراهها در دهنه دروازه‌ها می‌خواند و در شهربه سخنان خود متکلم می‌شود bible_en_fa Praise him with the timbrel and dance: praise him with stringed instruments and organs. که «ای جاهلان تا به کی جهالت را دوست خواهید داشت؟ و تا به کی مستهزئین از استهزا شادی می‌کنند و احمقان از معرفت نفرت می‌نمایند؟ bible_en_fa Praise him upon the loud cymbals: praise him upon the high sounding cymbals. به‌سبب عتاب من بازگشت نمایید. اینک روح خود را بر شما افاضه خواهم نمود و کلمات خود را بر شما اعلام خواهم کرد. bible_en_fa Let every thing that hath breath praise the LORD. Praise ye the LORD. زیرا که چون خواندم، شما ابانمودید و دستهای خود را افراشتم و کسی اعتنانکرد. bible_en_fa The proverbs of Solomon the son of David, king of Israel; بلکه تمامی نصیحت مرا ترک نمودید وتوبیخ مرا نخواستید. bible_en_fa To know wisdom and instruction; to perceive the words of understanding; پس من نیز در حین مصیبت شما خواهم خندید و چون ترس بر شمامستولی شود استهزا خواهم نمود. bible_en_fa To receive the instruction of wisdom, justice, and judgment, and equity; چون خوف مثل باد تند بر شما عارض شود، و مصیبت مثل گردباد به شما دررسد، حینی که تنگی وضیق بر شما آید. bible_en_fa To give subtilty to the simple, to the young man knowledge and discretion. آنگاه مرا خواهند خواندلیکن اجابت نخواهم کرد، و صبحگاهان مراجستجو خواهند نمود اما مرا نخواهند یافت. bible_en_fa A wise man will hear, and will increase learning; and a man of understanding shall attain unto wise counsels: چونکه معرفت را مکروه داشتند، و ترس خداوند را اختیار ننمودند، bible_en_fa To understand a proverb, and the interpretation; the words of the wise, and their dark sayings. و نصیحت مراپسند نکردند، و تمامی توبیخ مرا خوار شمردند، bible_en_fa The fear of the LORD is the beginning of knowledge: but fools despise wisdom and instruction. بنابراین، از میوه طریق خود خواهند خورد، واز تدابیر خویش سیر خواهند شد. bible_en_fa My son, hear the instruction of thy father, and forsake not the law of thy mother: زیرا که ارتداد جاهلان، ایشان را خواهد کشت و راحت غافلانه احمقان، ایشان را هلاک خواهد ساخت.اما هر‌که مرا بشنود در امنیت ساکن خواهدبود، و از ترس بلا مستریح خواهد ماند.» bible_en_fa For they shall be an ornament of grace unto thy head, and chains about thy neck. اما هر‌که مرا بشنود در امنیت ساکن خواهدبود، و از ترس بلا مستریح خواهد ماند.» bible_en_fa My son, if sinners entice thee, consent thou not. ای پسر من اگر سخنان مرا قبول می‌نمودی و اوامر مرا نزد خود نگاه می‌داشتی، bible_en_fa If they say, Come with us, let us lay wait for blood, let us lurk privily for the innocent without cause: تاگوش خود را به حکمت فرا گیری و دل خود را به فطانت مایل گردانی، bible_en_fa Let us swallow them up alive as the grave; and whole, as those that go down into the pit: اگر فهم را دعوت می‌کردی و آواز خود را به فطانت بلندمی نمودی، bible_en_fa We shall find all precious substance, we shall fill our houses with spoil: اگر آن را مثل نقره می‌طلبیدی ومانند خزانه های مخفی جستجو می‌کردی، bible_en_fa Cast in thy lot among us; let us all have one purse: آنگاه ترس خداوند را می‌فهمیدی، و معرفت خدا را حاصل می‌نمودی. bible_en_fa My son, walk not thou in the way with them; refrain thy foot from their path: زیرا خداوندحکمت را می‌بخشد، و از دهان وی معرفت وفطانت صادر می‌شود. bible_en_fa For their feet run to evil, and make haste to shed blood. به جهت مستقیمان، حکمت کامل را ذخیره می‌کند و برای آنانی که درکاملیت سلوک می‌نمایند، سپر می‌باشد، bible_en_fa Surely in vain the net is spread in the sight of any bird. تاطریقهای انصاف را محافظت نماید و طریق مقدسان خویش را نگاه دارد. bible_en_fa And they lay wait for their own blood; they lurk privily for their own lives. پس آنگاه عدالت و انصاف را می‌فهمیدی، و استقامت و هر طریق نیکو را. bible_en_fa So are the ways of every one that is greedy of gain; which taketh away the life of the owners thereof. زیرا که حکمت به دل تو داخل می‌شد و معرفت نزد جان تو عزیزمی گشت. bible_en_fa Wisdom crieth without; she uttereth her voice in the streets: تمیز، تو را محافظت می‌نمود، وفطانت، تو را نگاه می‌داشت، bible_en_fa She crieth in the chief place of concourse, in the openings of the gates: in the city she uttereth her words, saying, تا تو را از راه شریر رهایی بخشد، و از کسانی که به سخنان کج متکلم می‌شوند. bible_en_fa How long, ye simple ones, will ye love simplicity? and the scorners delight in their scorning, and fools hate knowledge? که راههای راستی را ترک می‌کنند، و به طریقهای تاریکی سالک می‌شوند. bible_en_fa Turn you at my reproof: behold, I will pour out my spirit unto you, I will make known my words unto you. از عمل بد خشنودند، و از دروغهای شریرخرسندند. bible_en_fa Because I have called, and ye refused; I have stretched out my hand, and no man regarded; که در راههای خود معوجند، و درطریقهای خویش کج رو می‌باشند. bible_en_fa But ye have set at nought all my counsel, and would none of my reproof: تا تو را اززن اجنبی رهایی بخشد، و از زن بیگانه‌ای که سخنان تملق‌آمیز می‌گوید؛ bible_en_fa I also will laugh at your calamity; I will mock when your fear cometh; که مصاحب جوانی خود را ترک کرده، و عهد خدای خویش را فراموش نموده است. bible_en_fa When your fear cometh as desolation, and your destruction cometh as a whirlwind; when distress and anguish cometh upon you. زیرا خانه او به موت فرو می‌رود و طریقهای او به مردگان. bible_en_fa Then shall they call upon me, but I will not answer; they shall seek me early, but they shall not find me: کسانی که نزد وی روند برنخواهند گشت، و به طریقهای حیات نخواهند رسید. bible_en_fa For that they hated knowledge, and did not choose the fear of the LORD: تا به راه صالحان سلوک نمایی و طریقهای عادلان را نگاه داری. bible_en_fa They would none of my counsel: they despised all my reproof. زیراکه راستان در زمین ساکن خواهند شد، و کاملان در آن باقی خواهند ماند.لیکن شریران از زمین منقطع خواهند شد، و ریشه خیانتکاران از آن کنده خواهد گشت. bible_en_fa Therefore shall they eat of the fruit of their own way, and be filled with their own devices. لیکن شریران از زمین منقطع خواهند شد، و ریشه خیانتکاران از آن کنده خواهد گشت. bible_en_fa For the turning away of the simple shall slay them, and the prosperity of fools shall destroy them. ای پسر من، تعلیم مرا فراموش مکن و دل تو اوامر مرا نگاه دارد، bible_en_fa But whoso hearkeneth unto me shall dwell safely, and shall be quiet from fear of evil. زیرا که طول ایام وسالهای حیات و سلامتی را برای تو خواهدافزود. bible_en_fa My son, if thou wilt receive my words, and hide my commandments with thee; زنهار که رحمت و راستی تو را ترک نکند. آنها را بر گردن خود ببند و بر لوح دل خودمرقوم دار. bible_en_fa So that thou incline thine ear unto wisdom, and apply thine heart to understanding; آنگاه نعمت و رضامندی نیکو، درنظر خدا و انسان خواهی یافت. bible_en_fa Yea, if thou criest after knowledge, and liftest up thy voice for understanding; به تمامی دل خود بر خداوند توکل نما و بر عقل خود تکیه مکن. bible_en_fa If thou seekest her as silver, and searchest for her as for hid treasures; در همه راههای خود او را بشناس، و اوطریقهایت را راست خواهد گردانید. bible_en_fa Then shalt thou understand the fear of the LORD, and find the knowledge of God. خویشتن را حکیم مپندار، از خداوند بترس و از بدی اجتناب نما. bible_en_fa For the LORD giveth wisdom: out of his mouth cometh knowledge and understanding. این برای ناف تو شفا، وبرای استخوانهایت مغز خواهد بود. bible_en_fa He layeth up sound wisdom for the righteous: he is a buckler to them that walk uprightly. از مایملک خود خداوند را تکریم نما و از نوبرهای همه محصول خویش. bible_en_fa He keepeth the paths of judgment, and preserveth the way of his saints. آنگاه انبارهای تو به وفورنعمت پر خواهد شد، و چرخشتهای تو از شیره انگور لبریز خواهد گشت. bible_en_fa Then shalt thou understand righteousness, and judgment, and equity; yea, every good path. ‌ای پسر من، تادیب خداوند را خوار مشمار، و توبیخ او را مکروه مدار. bible_en_fa When wisdom entereth into thine heart, and knowledge is pleasant unto thy soul; زیرا خداوند هر‌که را دوست داردتادیب می‌نماید، مثل پدر پسر خویش را که از اومسرور می‌باشد. bible_en_fa Discretion shall preserve thee, understanding shall keep thee: خوشابحال کسی‌که حکمت را پیدا کند، و شخصی که فطانت را تحصیل نماید. bible_en_fa To deliver thee from the way of the evil man, from the man that speaketh froward things; زیرا که تجارت آن از تجارت نقره ومحصولش از طلای خالص نیکوتر است. bible_en_fa Who leave the paths of uprightness, to walk in the ways of darkness; ازلعلها گرانبهاتر است و جمیع نفایس تو با آن برابری نتواند کرد. bible_en_fa Who rejoice to do evil, and delight in the frowardness of the wicked; به‌دست راست وی طول ایام است، و به‌دست چپش دولت و جلال. bible_en_fa Whose ways are crooked, and they froward in their paths: طریقهای وی طریقهای شادمانی است و همه راههای وی سلامتی می‌باشد. bible_en_fa To deliver thee from the strange woman, even from the stranger which flattereth with her words; به جهت آنانی که او را به‌دست گیرند، درخت حیات‌است وکسی‌که به او متمسک می‌باشد خجسته است. bible_en_fa Which forsaketh the guide of her youth, and forgetteth the covenant of her God. خداوند به حکمت خود زمین را بنیاد نهاد، و به عقل خویش آسمان را استوار نمود. bible_en_fa For her house inclineth unto death, and her paths unto the dead. به علم او لجه‌ها منشق گردید، و افلاک شبنم رامی چکانید. bible_en_fa None that go unto her return again, neither take they hold of the paths of life. ‌ای پسر من، این چیزها از نظر تودور نشود. حکمت کامل و تمیز را نگاه دار. bible_en_fa That thou mayest walk in the way of good men, and keep the paths of the righteous. پس برای جان تو حیات، و برای گردنت زینت خواهد بود. bible_en_fa For the upright shall dwell in the land, and the perfect shall remain in it. آنگاه در راه خود به امنیت سالک خواهی شد، و پایت نخواهد لغزید. bible_en_fa But the wicked shall be cut off from the earth, and the transgressors shall be rooted out of it. هنگامی که بخوابی، نخواهی ترسید و چون دراز شوی خوابت شیرین خواهد شد. bible_en_fa My son, forget not my law; but let thine heart keep my commandments: از خوف ناگهان نخواهی ترسید، و نه از خرابی شریران چون واقع شود. bible_en_fa For length of days, and long life, and peace, shall they add to thee. زیرا خداوند اعتماد تو خواهد بود و پای تو را از دام حفظ خواهد نمود. bible_en_fa Let not mercy and truth forsake thee: bind them about thy neck; write them upon the table of thine heart: احسان را ازاهلش باز مدار، هنگامی که بجا آوردنش در قوت دست توست. bible_en_fa So shalt thou find favour and good understanding in the sight of God and man. به همسایه خود مگو برو وبازگرد، و فردا به تو خواهم داد، با آنکه نزد توحاضر است. bible_en_fa Trust in the LORD with all thine heart; and lean not unto thine own understanding. بر همسایه ات قصد بدی مکن، هنگامی که او نزد تو در امنیت ساکن است. bible_en_fa In all thy ways acknowledge him, and he shall direct thy paths. باکسی‌که به تو بدی نکرده است، بی‌سبب مخاصمه منما. bible_en_fa Be not wise in thine own eyes: fear the LORD, and depart from evil. بر مرد ظالم حسد مبر وهیچکدام از راههایش را اختیار مکن. bible_en_fa It shall be health to thy navel, and marrow to thy bones. زیراکج خلقان نزد خداوند مکروهند، لیکن سر او نزدراستان است، bible_en_fa Honour the LORD with thy substance, and with the firstfruits of all thine increase: لعنت خداوند بر خانه شریران است. اما مسکن عادلان را برکت می‌دهد. bible_en_fa So shall thy barns be filled with plenty, and thy presses shall burst out with new wine. یقین که مستهزئین را استهزا می‌نماید، اما متواضعان رافیض می‌بخشد.حکیمان وارث جلال خواهند شد، اما احمقان خجالت را خواهند برد. bible_en_fa My son, despise not the chastening of the LORD; neither be weary of his correction: حکیمان وارث جلال خواهند شد، اما احمقان خجالت را خواهند برد. bible_en_fa For whom the LORD loveth he correcteth; even as a father the son in whom he delighteth. ای پسران، تادیب پدر را بشنوید و گوش دهید تا فطانت را بفهمید، bible_en_fa Happy is the man that findeth wisdom, and the man that getteth understanding. چونکه تعلیم نیکو به شما می‌دهم. پس شریعت مرا ترک منمایید. bible_en_fa For the merchandise of it is better than the merchandise of silver, and the gain thereof than fine gold. زیرا که من برای پدر خود پسر بودم، ودر نظر مادرم عزیز و یگانه. bible_en_fa She is more precious than rubies: and all the things thou canst desire are not to be compared unto her. و او مرا تعلیم داده، می‌گفت: «دل تو به سخنان من متمسک شود، واوامر مرا نگاه دار تا زنده بمانی. bible_en_fa Length of days is in her right hand; and in her left hand riches and honour. حکمت راتحصیل نما و فهم را پیدا کن. فراموش مکن و از کلمات دهانم انحراف مورز. bible_en_fa Her ways are ways of pleasantness, and all her paths are peace. آن را ترک منما که تو را محافظت خواهد نمود. آن را دوست دار که تو را نگاه خواهد داشت. bible_en_fa The is a tree of life to them that lay hold upon her: and happy is every one that retaineth her. حکمت از همه‌چیزافضل است. پس حکمت را تحصیل نما و به هرآنچه تحصیل نموده باشی، فهم را تحصیل کن. bible_en_fa The LORD by wisdom hath founded the earth; by understanding hath he established the heavens. آن را محترم دار، و تو را بلند خواهد ساخت. واگر او را در آغوش بکشی تو را معظم خواهدگردانید. bible_en_fa By his knowledge the depths are broken up, and the clouds drop down the dew. بر سر تو تاج زیبایی خواهد نهاد. وافسر جلال به تو عطا خواهد نمود.» bible_en_fa My son, let not them depart from thine eyes: keep sound wisdom and discretion: ‌ای پسر من بشنو و سخنان مرا قبول نما، که سالهای عمرت بسیار خواهد شد. bible_en_fa So shall they be life unto thy soul, and grace to thy neck. راه حکمت را به تو تعلیم دادم، و به طریقهای راستی تو راهدایت نمودم. bible_en_fa Then shalt thou walk in thy way safely, and thy foot shall not stumble. چون در راه بروی قدمهای توتنگ نخواهد شد، و چون بدوی لغزش نخواهی خورد. bible_en_fa When thou liest down, thou shalt not be afraid: yea, thou shalt lie down, and thy sleep shall be sweet. ادب را به چنگ آور و آن را فرو مگذار. آن را نگاه دار زیرا که حیات تو است. bible_en_fa Be not afraid of sudden fear, neither of the desolation of the wicked, when it cometh. به راه شریران داخل مشو، و در طریق گناهکاران سالک مباش. bible_en_fa For the LORD shall be thy confidence, and shall keep thy foot from being taken. آن را ترک کن و به آن گذر منما، و از آن اجتناب کرده، بگذر. bible_en_fa Withhold not good from them to whom it is due, when it is in the power of thine hand to do it. زیرا که ایشان تا بدی نکرده باشند، نمی خوابند و اگر کسی را نلغزانیده باشند، خواب از ایشان منقطع می‌شود. bible_en_fa Say not unto thy neighbour, Go, and come again, and to morrow I will give; when thou hast it by thee. چونکه نان شرارت را می‌خورند، و شراب ظلم رامی نوشند. bible_en_fa Devise not evil against thy neighbour, seeing he dwelleth securely by thee. لیکن طریق عادلان مثل نور مشرق است که تا نهار کامل روشنایی آن در تزایدمی باشد. bible_en_fa Strive not with a man without cause, if he have done thee no harm. و اما طریق شریران مثل ظلمت غلیظاست، و نمی دانند که از چه چیز می‌لغزند. bible_en_fa Envy thou not the oppressor, and choose none of his ways. ‌ای پسر من، به سخنان من توجه نما و گوش خود را به کلمات من فرا گیر. bible_en_fa For the froward is abomination to the LORD: but his secret is with the righteous. آنها از نظر تو دورنشود. آنها را در اندرون دل خود نگاه دار. bible_en_fa The curse of the LORD is in the house of the wicked: but he blesseth the habitation of the just. زیراهر‌که آنها را بیابد برای او حیات‌است، و برای تمامی جسد او شفا می‌باشد. bible_en_fa Surely he scorneth the scorners: but he giveth grace unto the lowly. دل خود را به حفظ تمام نگاه دار، زیرا که مخرج های حیات ازآن است. bible_en_fa The wise shall inherit glory: but shame shall be the promotion of fools. دهان دروغگو را از خود بینداز، ولبهای کج را از خویشتن دور نما. bible_en_fa Hear, ye children, the instruction of a father, and attend to know understanding. چشمانت به استقامت نگران باشد، و مژگانت پیش روی توراست باشد. bible_en_fa For I give you good doctrine, forsake ye not my law. طریق پایهای خود را همواربساز، تا همه طریقهای تو مستقیم باشد.به طرف راست یا چپ منحرف مشو، و پای خود رااز بدی نگاه دار. bible_en_fa For I was my father's son, tender and only beloved in the sight of my mother. به طرف راست یا چپ منحرف مشو، و پای خود رااز بدی نگاه دار. bible_en_fa He taught me also, and said unto me, Let thine heart retain my words: keep my commandments, and live. ای پسر من، به حکمت من توجه نما، و گوش خود را به فطانت من فراگیر، bible_en_fa Get wisdom, get understanding: forget it not; neither decline from the words of my mouth. تاتدابیر را محافظت نمایی، و لبهایت معرفت رانگاه دارد. bible_en_fa Forsake her not, and she shall preserve thee: love her, and she shall keep thee. زیرا که لبهای زن اجنبی عسل رامی چکاند، و دهان او از روغن ملایم تر است. bible_en_fa Wisdom is the principal thing; therefore get wisdom: and with all thy getting get understanding. لیکن آخر او مثل افسنتین تلخ است و برنده مثل شمشیر دودم. bible_en_fa Exalt her, and she shall promote thee: she shall bring thee to honour, when thou dost embrace her. پایهایش به موت فرو می‌رود، وقدمهایش به هاویه متمسک می‌باشد. bible_en_fa She shall give to thine head an ornament of grace: a crown of glory shall she deliver to thee. به طریق حیات هرگز سالک نخواهد شد. قدمهایش آواره شده است و او نمی داند. bible_en_fa Hear, O my son, and receive my sayings; and the years of thy life shall be many. و الان‌ای پسرانم مرابشنوید، و از سخنان دهانم انحراف مورزید. bible_en_fa I have taught thee in the way of wisdom; I have led thee in right paths. طریق خود را از او دور ساز، و به در خانه اونزدیک مشو. bible_en_fa When thou goest, thy steps shall not be straitened; and when thou runnest, thou shalt not stumble. مبادا عنفوان جوانی خود را به دیگران بدهی، و سالهای خویش را به ستم کیشان. bible_en_fa Take fast hold of instruction; let her not go: keep her; for she is thy life. و غریبان از اموال تو سیر شوند، و ثمره محنت تو به خانه بیگانه رود. bible_en_fa Enter not into the path of the wicked, and go not in the way of evil men. که در عاقبت خودنوحه گری نمایی، هنگامی که گوشت و بدنت فانی شده باشد، bible_en_fa Avoid it, pass not by it, turn from it, and pass away. و گویی چرا ادب را مکروه داشتم، و دل من تنبیه را خوار شمرد، bible_en_fa For they sleep not, except they have done mischief; and their sleep is taken away, unless they cause some to fall. و آواز مرشدان خود را نشنیدم، و به معلمان خود گوش ندادم. bible_en_fa For they eat the bread of wickedness, and drink the wine of violence. نزدیک بود که هر گونه بدی را مرتکب شوم، در میان قوم و جماعت. bible_en_fa But the path of the just is as the shining light, that shineth more and more unto the perfect day. آب را از منبع خود بنوش، و نهرهای جاری را از چشمه خویش. bible_en_fa The way of the wicked is as darkness: they know not at what they stumble. جویهای تو بیرون خواهد ریخت، و نهرهای آب در شوارع عام، bible_en_fa My son, attend to my words; incline thine ear unto my sayings. و از آن خودت به تنهایی خواهد بود، و نه از آن غریبان با تو. bible_en_fa Let them not depart from thine eyes; keep them in the midst of thine heart. چشمه تو مبارک باشد، و از زن جوانی خویش مسرور باش، bible_en_fa For they are life unto those that find them, and health to all their flesh. مثل غزال محبوب و آهوی جمیل. پستانهایش تو را همیشه خرم سازد، و از محبت او دائم محفوظ باش. bible_en_fa Keep thy heart with all diligence; for out of it are the issues of life. لیکن‌ای پسر من، چرا از زن بیگانه فریفته شوی؟ و سینه زن غریب را در بر‌گیری؟ bible_en_fa Put away from thee a froward mouth, and perverse lips put far from thee. زیراکه راههای انسان در مدنظر خداوند است، وتمامی طریقهای وی را می‌سنجد. bible_en_fa Let thine eyes look right on, and let thine eyelids look straight before thee. تقصیرهای شریر او را گرفتار می‌سازد، و به بندهای گناهان خود بسته می‌شود.او بدون ادب خواهد مرد، و به کثرت حماقت خویش تلف خواهد گردید. bible_en_fa Ponder the path of thy feet, and let all thy ways be established. او بدون ادب خواهد مرد، و به کثرت حماقت خویش تلف خواهد گردید. bible_en_fa Turn not to the right hand nor to the left: remove thy foot from evil. ای پسرم، اگر برای همسایه خود ضامن شده، و به جهت شخص بیگانه دست داده باشی، bible_en_fa My son, attend unto my wisdom, and bow thine ear to my understanding: و از سخنان دهان خود در دام افتاده، و ازسخنان دهانت گرفتار شده باشی، bible_en_fa That thou mayest regard discretion, and that thy lips may keep knowledge. پس‌ای پسرمن، این را بکن و خویشتن را رهایی ده چونکه به‌دست همسایه ات افتاده‌ای. برو و خویشتن رافروتن ساز و از همسایه خود التماس نما. bible_en_fa For the lips of a strange woman drop as an honeycomb, and her mouth is smoother than oil: خواب را به چشمان خود راه مده، و نه پینکی رابه مژگان خویش. bible_en_fa But her end is bitter as wormwood, sharp as a twoedged sword. مثل آهو خویشتن را از کمندو مانند گنجشک از دست صیاد خلاص کن. bible_en_fa Her feet go down to death; her steps take hold on hell. ‌ای شخص کاهل نزد مورچه برو، و درراههای او تامل کن و حکمت را بیاموز، bible_en_fa Lest thou shouldest ponder the path of life, her ways are moveable, that thou canst not know them. که وی را پیشوایی نیست و نه سرور و نه حاکمی. bible_en_fa Hear me now therefore, O ye children, and depart not from the words of my mouth. اماخوراک خود را تابستان مهیا می‌سازد و آذوقه خویش را در موسم حصاد جمع می‌کند. bible_en_fa Remove thy way far from her, and come not nigh the door of her house: ‌ای کاهل، تا به چند خواهی خوابید و از خواب خودکی خواهی برخاست؟ bible_en_fa Lest thou give thine honour unto others, and thy years unto the cruel: اندکی خفت و اندکی خواب، و اندکی بر هم نهادن دستها به جهت خواب. bible_en_fa Lest strangers be filled with thy wealth; and thy labours be in the house of a stranger; پس فقر مثل راهزن بر تو خواهد آمد، و نیازمندی بر تو مانند مرد مسلح. bible_en_fa And thou mourn at the last, when thy flesh and thy body are consumed, مرد لئیم و مرد زشت خوی، با اعوجاج دهان رفتار می‌کند. bible_en_fa And say, How have I hated instruction, and my heart despised reproof; با چشمان خود غمزه می‌زند و با پایهای خویش حرف می‌زند. باانگشتهای خویش اشاره می‌کند. bible_en_fa And have not obeyed the voice of my teachers, nor inclined mine ear to them that instructed me! در دلش دروغها است و پیوسته شرارت را اختراع می‌کند. نزاعها را می‌پاشد. bible_en_fa I was almost in all evil in the midst of the congregation and assembly. بنابراین مصیبت بر او ناگهان خواهد آمد. در لحظه‌ای منکسر خواهد شد وشفا نخواهد یافت. bible_en_fa Drink waters out of thine own cistern, and running waters out of thine own well. شش چیز است که خداوند از آنها نفرت دارد، بلکه هفت چیز که نزد جان وی مکروه است. bible_en_fa Let thy fountains be dispersed abroad, and rivers of waters in the streets. چشمان متکبر و زبان دروغگو، ودستهایی که خون بی‌گناه را می‌ریزد. bible_en_fa Let them be only thine own, and not strangers' with thee. دلی که تدابیر فاسد را اختراع می‌کند. پایهایی که درزیان کاری تیزرو می‌باشند. bible_en_fa Let thy fountain be blessed: and rejoice with the wife of thy youth. شاهد دروغگو که به کذب متکلم شود. و کسی‌که در میان برادران نزاعها بپاشد. bible_en_fa Let her be as the loving hind and pleasant roe; let her breasts satisfy thee at all times; and be thou ravished always with her love. ‌ای پسر من اوامر پدر خود را نگاه دار وتعلیم مادر خویش را ترک منما. bible_en_fa And why wilt thou, my son, be ravished with a strange woman, and embrace the bosom of a stranger? آنها را بر دل خود دائم ببند، و آنها را بر گردن خویش بیاویز. bible_en_fa For the ways of man are before the eyes of the LORD, and he pondereth all his goings. حینی که به راه می‌روی تو را هدایت خواهد نمود، و حینی که می‌خوابی بر تو دیده بانی خواهد کرد، و وقتی که بیدار شوی با تو مکالمه خواهد نمود. bible_en_fa His own iniquities shall take the wicked himself, and he shall be holden with the cords of his sins. زیرا که احکام (ایشان ) چراغ وتعلیم (ایشان ) نور است، و توبیخ تدبیرآمیز طریق حیات‌است. bible_en_fa He shall die without instruction; and in the greatness of his folly he shall go astray. تا تو را از زن خبیثه نگاه دارد، و ازچاپلوسی زبان زن بیگانه. bible_en_fa My son, if thou be surety for thy friend, if thou hast stricken thy hand with a stranger, در دلت مشتاق جمال وی مباش، و از پلکهایش فریفته مشو، bible_en_fa Thou art snared with the words of thy mouth, thou art taken with the words of thy mouth. زیرا که به‌سبب زن زانیه، شخص برای یک قرص نان محتاج می‌شود، و زن مرد دیگر، جان گرانبها را صید می‌کند. bible_en_fa Do this now, my son, deliver thyself, when thou art come into the hand of thy friend; go, humble thyself, and make sure thy friend. آیا کسی آتش را درآغوش خود بگیرد و جامه‌اش سوخته نشود؟ bible_en_fa Give not sleep to thine eyes, nor slumber to thine eyelids. یا کسی بر اخگرهای سوزنده راه رود وپایهایش سوخته نگردد؟ bible_en_fa Deliver thyself as a roe from the hand of the hunter, and as a bird from the hand of the fowler. همچنین است کسی‌که نزد زن همسایه خویش داخل شود، زیرا هر‌که او را لمس نماید بی‌گناه نخواهد ماند. bible_en_fa Go to the ant, thou sluggard; consider her ways, and be wise: دزد را اهانت نمی کنند اگر دزدی کند تاجان خود را سیر نماید وقتی که گرسنه باشد. bible_en_fa Which having no guide, overseer, or ruler, لیکن اگر گرفته شود، هفت چندان رد خواهدنمود و تمامی اموال خانه خود را خواهد داد. bible_en_fa Provideth her meat in the summer, and gathereth her food in the harvest. اما کسی‌که با زنی زنا کند، ناقص العقل است وهر‌که چنین عمل نماید، جان خود را هلاک خواهد ساخت. bible_en_fa How long wilt thou sleep, O sluggard? when wilt thou arise out of thy sleep? او ضرب و رسوایی خواهدیافت، و ننگ او محو نخواهد شد. bible_en_fa Yet a little sleep, a little slumber, a little folding of the hands to sleep: زیرا که غیرت، شدت خشم مرد است و در روز انتقام، شفقت نخواهد نمود.بر هیچ کفاره‌ای نظرنخواهد کرد و هر‌چند عطایا را زیاده کنی، قبول نخواهد نمود. bible_en_fa So shall thy poverty come as one that travelleth, and thy want as an armed man. بر هیچ کفاره‌ای نظرنخواهد کرد و هر‌چند عطایا را زیاده کنی، قبول نخواهد نمود. bible_en_fa A naughty person, a wicked man, walketh with a froward mouth. ای پسر من سخنان مرا نگاه دار، و اوامر مرانزد خود ذخیره نما. bible_en_fa He winketh with his eyes, he speaketh with his feet, he teacheth with his fingers; اوامر مرا نگاه دار تازنده بمانی، و تعلیم مرا مثل مردمک چشم خویش. bible_en_fa Frowardness is in his heart, he deviseth mischief continually; he soweth discord. آنها را بر انگشتهای خود ببند و آنها رابر لوح قلب خود مرقوم دار. bible_en_fa Therefore shall his calamity come suddenly; suddenly shall he be broken without remedy. به حکمت بگو که تو خواهر من هستی و فهم را دوست خویش بخوان bible_en_fa These six things doth the LORD hate: yea, seven are an abomination unto him: تا تو را از زن اجنبی نگاه دارد، و از زن غریبی که سخنان تملق‌آمیز می‌گوید. bible_en_fa A proud look, a lying tongue, and hands that shed innocent blood, زیرا که از دریچه خانه خود نگاه کردم، و ازپشت شبکه خویش. bible_en_fa An heart that deviseth wicked imaginations, feet that be swift in running to mischief, در میان جاهلان دیدم، ودر میان جوانان، جوانی ناقص العقل مشاهده نمودم، bible_en_fa A false witness that speaketh lies, and he that soweth discord among brethren. که در کوچه بسوی گوشه او می‌گذشت. و به راه خانه وی می‌رفت، bible_en_fa My son, keep thy father's commandment, and forsake not the law of thy mother: در شام در حین زوال روز، در سیاهی شب و در ظلمت غلیظ، bible_en_fa Bind them continually upon thine heart, and tie them about thy neck. که اینک زنی به استقبال وی می‌آمد، در لباس زانیه ودر خباثت دل. bible_en_fa When thou goest, it shall lead thee; when thou sleepest, it shall keep thee; and when thou awakest, it shall talk with thee. زنی یاوه‌گو و سرکش که پایهایش در خانه‌اش قرار نمی گیرد. bible_en_fa For the commandment is a lamp; and the law is light; and reproofs of instruction are the way of life: گاهی درکوچه‌ها و گاهی در شوارع عام، و نزد هر گوشه‌ای در کمین می‌باشد. bible_en_fa To keep thee from the evil woman, from the flattery of the tongue of a strange woman. پس او را بگرفت و بوسید وچهره خود را بی‌حیا ساخته، او را گفت: bible_en_fa Lust not after her beauty in thine heart; neither let her take thee with her eyelids. «نزدمن ذبایح سلامتی است، زیرا که امروز نذرهای خود را وفا نمودم. bible_en_fa For by means of a whorish woman a man is brought to a piece of bread: and the adulteress will hunt for the precious life. از این جهت به استقبال توبیرون آمدم، تا روی تو را به سعی تمام بطلبم وحال تو را یافتم. bible_en_fa Can a man take fire in his bosom, and his clothes not be burned? بر بستر خود دوشکهاگسترانیده‌ام، با دیباها از کتان مصری. bible_en_fa Can one go upon hot coals, and his feet not be burned? بسترخود را با مر و عود و سلیخه معطر ساخته‌ام. bible_en_fa So he that goeth in to his neighbour's wife; whosoever toucheth her shall not be innocent. بیاتا صبح از عشق سیر شویم، و خویشتن را ازمحبت خرم سازیم. bible_en_fa Men do not despise a thief, if he steal to satisfy his soul when he is hungry; زیرا صاحبخانه در خانه نیست، و سفر دور رفته است. bible_en_fa But if he be found, he shall restore sevenfold; he shall give all the substance of his house. کیسه نقره‌ای به‌دست گرفته و تا روز بدر تمام مراجعت نخواهدنمود.» bible_en_fa But whoso committeth adultery with a woman lacketh understanding: he that doeth it destroyeth his own soul. پس او را از زیادتی سخنانش فریفته کرد، واز تملق لبهایش او را اغوا نمود. bible_en_fa A wound and dishonour shall he get; and his reproach shall not be wiped away. در ساعت ازعقب او مثل گاوی که به سلاخ خانه می‌رود، روانه شد و مانند احمق به زنجیرهای قصاص. bible_en_fa For jealousy is the rage of a man: therefore he will not spare in the day of vengeance. تا تیر به جگرش فرو رود، مثل گنجشکی که به دام می‌شتابد و نمی داند که به خطر جان خود می‌رود. bible_en_fa He will not regard any ransom; neither will he rest content, though thou givest many gifts. پس حال‌ای پسران مرا بشنوید، و به سخنان دهانم توجه نمایید. bible_en_fa My son, keep my words, and lay up my commandments with thee. دل تو به راههایش مایل نشود، و به طریقهایش گمراه مشو، bible_en_fa Keep my commandments, and live; and my law as the apple of thine eye. زیراکه او بسیاری را مجروح‌انداخته است، و جمیع کشتگانش زورآورانند.خانه او طریق هاویه است و به حجره های موت مودی می‌باشد. bible_en_fa Bind them upon thy fingers, write them upon the table of thine heart. خانه او طریق هاویه است و به حجره های موت مودی می‌باشد. bible_en_fa Say unto wisdom, Thou art my sister; and call understanding thy kinswoman: آیا حکمت ندا نمی کند، و فطانت آوازخود را بلند نمی نماید؟ bible_en_fa That they may keep thee from the strange woman, from the stranger which flattereth with her words. به‌سر مکان های بلند، به کناره راه، در میان طریقها می‌ایستد. bible_en_fa For at the window of my house I looked through my casement, به‌جانب دروازه‌ها به دهنه شهر، نزد مدخل دروازه‌ها صدا می‌زند. bible_en_fa And beheld among the simple ones, I discerned among the youths, a young man void of understanding, که شما را‌ای مردان می‌خوانم و آواز من به بنی آدم است. bible_en_fa Passing through the street near her corner; and he went the way to her house, ‌ای جاهلان زیرکی را بفهمید و‌ای احمقان عقل رادرک نمایید. bible_en_fa In the twilight, in the evening, in the black and dark night: بشنوید زیرا که به امور عالیه تکلم می‌نمایم و گشادن لبهایم استقامت است. bible_en_fa And, behold, there met him a woman with the attire of an harlot, and subtil of heart. دهانم به راستی تنطق می‌کند و لبهایم شرارت را مکروه می‌دارد. bible_en_fa (She is loud and stubborn; her feet abide not in her house: همه سخنان دهانم بر‌حق است و درآنها هیچ‌چیز کج یا معوج نیست. bible_en_fa Now is she without, now in the streets, and lieth in wait at every corner.) تمامی آنهانزد مرد فهیم واضح است و نزد یابندگان معرفت مستقیم است. bible_en_fa So she caught him, and kissed him, and with an impudent face said unto him, تادیب مرا قبول کنید و نه نقره را، و معرفت را بیشتر از طلای خالص. bible_en_fa I have peace offerings with me; this day have I payed my vows. زیرا که حکمت از لعلها بهتر است، و جمیع نفایس را به او برابر نتوان کرد. bible_en_fa Therefore came I forth to meet thee, diligently to seek thy face, and I have found thee. من حکمتم و در زیرکی سکونت دارم، و معرفت تدبیر را یافته‌ام. bible_en_fa I have decked my bed with coverings of tapestry, with carved works, with fine linen of Egypt. ترس خداوند، مکروه داشتن بدی است. غرور و تکبر وراه بد و دهان دروغگو را مکروه می‌دارم. bible_en_fa I have perfumed my bed with myrrh, aloes, and cinnamon. مشورت و حکمت کامل از آن من است. من فهم هستم و قوت از آن من است. bible_en_fa Come, let us take our fill of love until the morning: let us solace ourselves with loves. به من پادشاهان سلطنت می‌کنند، و داوران به عدالت فتوا می‌دهند. bible_en_fa For the goodman is not at home, he is gone a long journey: به من سروران حکمرانی می‌نمایند و شریفان و جمیع داوران جهان. bible_en_fa He hath taken a bag of money with him, and will come home at the day appointed. من دوست می‌دارم آنانی را که مرا دوست می‌دارند. وهر‌که مرا به جد و جهد بطلبد مرا خواهد یافت. bible_en_fa With her much fair speech she caused him to yield, with the flattering of her lips she forced him. دولت و جلال با من است. توانگری جاودانی وعدالت. bible_en_fa He goeth after her straightway, as an ox goeth to the slaughter, or as a fool to the correction of the stocks; ثمره من از طلا و زر ناب بهتر است، وحاصل من از نقره خالص. bible_en_fa Till a dart strike through his liver; as a bird hasteth to the snare, and knoweth not that it is for his life. در طریق عدالت می‌خرامم، در میان راههای انصاف، bible_en_fa Hearken unto me now therefore, O ye children, and attend to the words of my mouth. تا مال حقیقی را نصیب محبان خود گردانم، وخزینه های ایشان را مملو سازم. bible_en_fa Let not thine heart decline to her ways, go not astray in her paths. خداوند مرا مبداء طریق خود داشت، قبل از اعمال خویش از ازل. bible_en_fa For she hath cast down many wounded: yea, many strong men have been slain by her. من از ازل برقرار بودم، از ابتدا پیش از بودن جهان. bible_en_fa Her house is the way to hell, going down to the chambers of death. هنگامی که لجه هانبود من مولود شدم، وقتی که چشمه های پر ازآب وجود نداشت. bible_en_fa Doth not wisdom cry? and understanding put forth her voice? قبل از آنگاه کوهها برپاشود، پیش از تلها مولود گردیدم. bible_en_fa She standeth in the top of high places, by the way in the places of the paths. چون زمین وصحراها را هنوز نساخته بود، و نه اول غبار ربع مسکون را. bible_en_fa She crieth at the gates, at the entry of the city, at the coming in at the doors. وقتی که او آسمان را مستحکم ساخت من آنجا بودم، و هنگامی که دایره را برسطح لجه قرار داد. bible_en_fa Unto you, O men, I call; and my voice is to the sons of man. وقتی که افلاک را بالااستوار کرد، و چشمه های لجه را استوار گردانید. bible_en_fa O ye simple, understand wisdom: and, ye fools, be ye of an understanding heart. چون به دریا حد قرار داد، تا آبها از فرمان اوتجاوز نکنند، و زمانی که بنیاد زمین را نهاد. bible_en_fa Hear; for I will speak of excellent things; and the opening of my lips shall be right things. آنگاه نزد او معمار بودم، و روزبروز شادی می‌نمودم، و همیشه به حضور او اهتزاز می‌کردم. bible_en_fa For my mouth shall speak truth; and wickedness is an abomination to my lips. و اهتزاز من در آبادی زمین وی، و شادی من بابنی آدم می‌بود. bible_en_fa All the words of my mouth are in righteousness; there is nothing froward or perverse in them. پس الان‌ای پسران مرا بشنوید، وخوشابحال آنانی که طریقهای مرا نگاه دارند. bible_en_fa They are all plain to him that understandeth, and right to them that find knowledge. تادیب را بشنوید و حکیم باشید، و آن را ردمنمایید. bible_en_fa Receive my instruction, and not silver; and knowledge rather than choice gold. خوشابحال کسی‌که مرا بشنود، و هرروز نزد درهای من دیده بانی کند، و باهوهای دروازه های مرا محافظت نماید. bible_en_fa For wisdom is better than rubies; and all the things that may be desired are not to be compared to it. زیرا هر‌که مرایابد حیات را تحصیل کند، و رضامندی خداوندرا حاصل نماید.و اما کسی‌که مرا خطا کند، به‌جان خود ضرر رساند، و هر‌که مرا دشمن دارد، موت را دوست دارد. bible_en_fa I wisdom dwell with prudence, and find out knowledge of witty inventions. و اما کسی‌که مرا خطا کند، به‌جان خود ضرر رساند، و هر‌که مرا دشمن دارد، موت را دوست دارد. bible_en_fa The fear of the LORD is to hate evil: pride, and arrogancy, and the evil way, and the froward mouth, do I hate. حکمت، خانه خود را بنا کرده، و هفت ستونهای خویش را تراشیده است. bible_en_fa Counsel is mine, and sound wisdom: I am understanding; I have strength. ذبایح خود را ذبح نموده و شراب خود را ممزوج ساخته و سفره خود را نیز آراسته است. bible_en_fa By me kings reign, and princes decree justice. کنیزان خود را فرستاده، ندا کرده است، بر پشتهای بلندشهر. bible_en_fa By me princes rule, and nobles, even all the judges of the earth. هر‌که جاهل باشد به اینجا بیاید، و هر‌که ناقص العقل است او را می‌گوید. bible_en_fa I love them that love me; and those that seek me early shall find me. بیایید از غذای من بخورید، و از شرابی که ممزوج ساخته‌ام بنوشید. bible_en_fa Riches and honour are with me; yea, durable riches and righteousness. جهالت را ترک کرده، زنده بمانید، و به طریق فهم سلوک نمایید. bible_en_fa My fruit is better than gold, yea, than fine gold; and my revenue than choice silver. هر‌که استهزاکننده راتادیب نماید، برای خویشتن رسوایی را تحصیل کند، و هر‌که شریر را تنبیه نماید برای او عیب می‌باشد. bible_en_fa I lead in the way of righteousness, in the midst of the paths of judgment: استهزاکننده را تنبیه منما مبادا از تونفرت کند، اما مرد حکیم را تنبیه نما که تو رادوست خواهد داشت. bible_en_fa That I may cause those that love me to inherit substance; and I will fill their treasures. مرد حکیم را پند ده که زیاده حکیم خواهد شد. مرد عادل را تعلیم ده که علمش خواهد افزود. bible_en_fa The LORD possessed me in the beginning of his way, before his works of old. ابتدای حکمت ترس خداوند است، و معرفت قدوس فطانت می‌باشد. bible_en_fa I was set up from everlasting, from the beginning, or ever the earth was. زیرا که به واسطه من روزهای تو کثیر خواهدشد، و سالهای عمر از برایت زیاده خواهدگردید. bible_en_fa When there were no depths, I was brought forth; when there were no fountains abounding with water. اگر حکیم هستی، برای خویشتن حکیم هستی. و اگر استهزا نمایی به تنهایی متحمل آن خواهی بود. bible_en_fa Before the mountains were settled, before the hills was I brought forth: زن احمق یاوه‌گو است، جاهل است و هیچ نمی داند، bible_en_fa While as yet he had not made the earth, nor the fields, nor the highest part of the dust of the world. و نزد در خانه خود می‌نشیند، درمکانهای بلند شهر بر کرسی، bible_en_fa When he prepared the heavens, I was there: when he set a compass upon the face of the depth: تا راه روندگان رابخواند، و آنانی را که به راههای خود براستی می‌روند. bible_en_fa When he established the clouds above: when he strengthened the fountains of the deep: هر‌که جاهل باشد به اینجا برگردد، وبه ناقص العقل می‌گوید: bible_en_fa When he gave to the sea his decree, that the waters should not pass his commandment: when he appointed the foundations of the earth: «آبهای دزدیده شده شیرین است، و نان خفیه لذیذ می‌باشد.»و اونمی داند که مردگان در آنجا هستند، ودعوت‌شدگانش در عمقهای هاویه می‌باشند. bible_en_fa Then I was by him, as one brought up with him: and I was daily his delight, rejoicing always before him; و اونمی داند که مردگان در آنجا هستند، ودعوت‌شدگانش در عمقهای هاویه می‌باشند. bible_en_fa Rejoicing in the habitable part of his earth; and my delights were with the sons of men. امثال سلیمان: پسر حکیم پدر خود رامسرور می‌سازد، اما پسر احمق باعث حزن مادرش می‌شود. bible_en_fa Now therefore hearken unto me, O ye children: for blessed are they that keep my ways. گنجهای شرارت منفعت ندارد، اما عدالت از موت رهایی می‌دهد. bible_en_fa Hear instruction, and be wise, and refuse it not. خداوند جان مرد عادل را نمی گذارد گرسنه بشود، اما آرزوی شریران را باطل می‌سازد. bible_en_fa Blessed is the man that heareth me, watching daily at my gates, waiting at the posts of my doors. کسی‌که به‌دست سست کار می‌کند فقیرمی گردد، اما دست چابک غنی می‌سازد. bible_en_fa For whoso findeth me findeth life, and shall obtain favour of the LORD. کسی‌که در تابستان جمع کند پسر عاقل است، اما کسی‌که در موسم حصاد می‌خوابد، پسر شرم‌آورنده است. bible_en_fa But he that sinneth against me wrongeth his own soul: all they that hate me love death. بر سر عادلان برکت‌ها است، اما ظلم دهان شریران را می‌پوشاند. bible_en_fa Wisdom hath builded her house, she hath hewn out her seven pillars: یادگار عادلان مبارک است، اما اسم شریران خواهد گندید. bible_en_fa She hath killed her beasts; she hath mingled her wine; she hath also furnished her table. دانادل، احکام را قبول می‌کند، اما احمق پرگو تلف خواهد شد. bible_en_fa She hath sent forth her maidens: she crieth upon the highest places of the city, کسی‌که به راستی راه رود، در امنیت سالک گردد، و کسی‌که راه خود را کج می‌سازد آشکارخواهد شد. bible_en_fa Whoso is simple, let him turn in hither: as for him that wanteth understanding, she saith to him, هر‌که چشمک می‌زند الم می‌رساند، امااحمق پرگو تلف می‌شود. bible_en_fa Come, eat of my bread, and drink of the wine which I have mingled. دهان عادلان چشمه حیات‌است، اما ظلم دهان شریران را می‌پوشاند. bible_en_fa Forsake the foolish, and live; and go in the way of understanding. بغض نزاعها می‌انگیزاند، اما محبت هر گناه را مستور می‌سازد. bible_en_fa He that reproveth a scorner getteth to himself shame: and he that rebuketh a wicked man getteth himself a blot. در لبهای فطانت پیشگان حکمت یافت می‌شود، اما چوب به جهت پشت مردناقص العقل است. bible_en_fa Reprove not a scorner, lest he hate thee: rebuke a wise man, and he will love thee. حکیمان علم را ذخیره می‌کنند، اما دهان احمق نزدیک به هلاکت است. bible_en_fa Give instruction to a wise man, and he will be yet wiser: teach a just man, and he will increase in learning. اموال دولتمندان شهر حصاردار ایشان می‌باشد، اما بینوایی فقیران هلاکت ایشان است. bible_en_fa The fear of the LORD is the beginning of wisdom: and the knowledge of the holy is understanding. عمل مرد عادل مودی به حیات‌است، امامحصول شریر به گناه می‌انجامد. bible_en_fa For by me thy days shall be multiplied, and the years of thy life shall be increased. کسی‌که تادیب را نگاه دارد در طریق حیات‌است، اما کسی‌که تنبیه را ترک نماید گمراه می‌شود. bible_en_fa If thou be wise, thou shalt be wise for thyself: but if thou scornest, thou alone shalt bear it. کسی‌که بغض را می‌پوشاند دروغگومی باشد. کسی‌که بهتان را شیوع دهد احمق است. bible_en_fa A foolish woman is clamourous: she is simple, and knoweth nothing. کثرت کلام از گناه خالی نمی باشد، اما آنکه لبهایش را ضبط نماید عاقل است. bible_en_fa For she sitteth at the door of her house, on a seat in the high places of the city, زبان عادلان نقره خالص است، اما دل شریران لاشی ء می‌باشد. bible_en_fa To call passengers who go right on their ways: لبهای عادلان بسیاری را رعایت می‌کند، اما احمقان از بی‌عقلی می‌میرند. bible_en_fa Whoso is simple, let him turn in hither: and as for him that wanteth understanding, she saith to him, برکت خداوند دولتمند می‌سازد، و هیچ زحمت بر آن نمی افزاید. bible_en_fa Stolen waters are sweet, and bread eaten in secret is pleasant. جاهل در عمل بد اهتزاز دارد، و صاحب فطانت در حکمت. bible_en_fa But he knoweth not that the dead are there; and that her guests are in the depths of hell. خوف شریران به ایشان می‌رسد، و آرزوی عادلان به ایشان عطا خواهد شد. bible_en_fa The proverbs of Solomon. A wise son maketh a glad father: but a foolish son is the heaviness of his mother. مثل گذشتن گردباد، شریر نابود می‌شود، امامرد عادل بنیاد جاودانی است. bible_en_fa Treasures of wickedness profit nothing: but righteousness delivereth from death. چنانکه سرکه برای دندان و دود برای چشمان است، همچنین است مرد کاهل برای آنانی که او را می‌فرستند. bible_en_fa The LORD will not suffer the soul of the righteous to famish: but he casteth away the substance of the wicked. ترس خداوند عمر را طویل می‌سازد، اماسالهای شریران کوتاه خواهد شد. bible_en_fa He becometh poor that dealeth with a slack hand: but the hand of the diligent maketh rich. انتظار عادلان شادمانی است، اما امیدشریران ضایع خواهد شد. bible_en_fa He that gathereth in summer is a wise son: but he that sleepeth in harvest is a son that causeth shame. طریق خداوند به جهت کاملان قلعه است، اما به جهت عاملان شر هلاکت می‌باشد. bible_en_fa Blessings are upon the head of the just: but violence covereth the mouth of the wicked. مرد عادل هرگز متحرک نخواهد شد، اماشریران در زمین ساکن نخواهند گشت. bible_en_fa The memory of the just is blessed: but the name of the wicked shall rot. دهان صدیقان حکمت را می‌رویاند، امازبان دروغگویان از ریشه‌کنده خواهد شد.لبهای عادلان به امور مرضیه عارف است، اما دهان شریران پر از دروغ‌ها است. bible_en_fa The wise in heart will receive commandments: but a prating fool shall fall. لبهای عادلان به امور مرضیه عارف است، اما دهان شریران پر از دروغ‌ها است. bible_en_fa He that walketh uprightly walketh surely: but he that perverteth his ways shall be known. ترازوی با تقلب نزد خداوند مکروه است، اما سنگ تمام پسندیده او است. bible_en_fa He that winketh with the eye causeth sorrow: but a prating fool shall fall. چون تکبر می‌آید خجالت می‌آید، اما حکمت با متواضعان است. bible_en_fa The mouth of a righteous man is a well of life: but violence covereth the mouth of the wicked. کاملیت راستان ایشان را هدایت می‌کند، اماکجی خیانتکاران ایشان را هلاک می‌سازد. bible_en_fa Hatred stirreth up strifes: but love covereth all sins. توانگری در روز غضب منفعت ندارد، اماعدالت از موت رهایی می‌بخشد. bible_en_fa In the lips of him that hath understanding wisdom is found: but a rod is for the back of him that is void of understanding. عدالت مرد کامل طریق او را راست می‌سازد، اما شریر از شرارت خود هلاک می‌گردد. bible_en_fa Wise men lay up knowledge: but the mouth of the foolish is near destruction. عدالت راستان ایشان را خلاصی می‌بخشد، اما خیانتکاران در خیانت خود گرفتار می‌شوند. bible_en_fa The rich man's wealth is his strong city: the destruction of the poor is their poverty. چون مرد شریر بمیرد امید او نابود می‌گردد، و انتظار زورآوران تلف می‌شود. bible_en_fa The labour of the righteous tendeth to life: the fruit of the wicked to sin. مرد عادل از تنگی خلاص می‌شود و شریربه‌جای او می‌آید. bible_en_fa He is in the way of life that keepeth instruction: but he that refuseth reproof erreth. مرد منافق به دهانش همسایه خود را هلاک می‌سازد، و عادلان به معرفت خویش نجات می‌یابند. bible_en_fa He that hideth hatred with lying lips, and he that uttereth a slander, is a fool. از سعادتمندی عادلان، شهر شادی می‌کند، و از هلاکت شریران ابتهاج می‌نماید. bible_en_fa In the multitude of words there wanteth not sin: but he that refraineth his lips is wise. از برکت راستان، شهر مرتفع می‌شود، اما ازدهان شریران منهدم می‌گردد. bible_en_fa The tongue of the just is as choice silver: the heart of the wicked is little worth. کسی‌که همسایه خود را حقیر شماردناقص العقل می‌باشد، اما صاحب فطانت ساکت می‌ماند. bible_en_fa The lips of the righteous feed many: but fools die for want of wisdom. کسی‌که به نمامی گردش می‌کند، سرها رافاش می‌سازد، اما شخص امین دل، امر را مخفی می‌دارد. bible_en_fa The blessing of the LORD, it maketh rich, and he addeth no sorrow with it. جایی که تدبیر نیست مردم می‌افتند، اماسلامتی از کثرت مشیران است. bible_en_fa It is as sport to a fool to do mischief: but a man of understanding hath wisdom. کسی‌که برای غریب ضامن شود البته ضررخواهد یافت، و کسی‌که ضمانت را مکروه داردایمن می‌باشد. bible_en_fa The fear of the wicked, it shall come upon him: but the desire of the righteous shall be granted. زن نیکوسیرت عزت را نگاه می‌دارد، چنانکه زورآوران دولت را محافظت می‌نمایند. bible_en_fa As the whirlwind passeth, so is the wicked no more: but the righteous is an everlasting foundation. مرد رحیم به خویشتن احسان می‌نماید، امامرد ستم کیش جسد خود را می‌رنجاند. bible_en_fa As vinegar to the teeth, and as smoke to the eyes, so is the sluggard to them that send him. شریر اجرت فریبنده تحصیل می‌کند، اماکارنده عدالت مزد حقیقی را. bible_en_fa The fear of the LORD prolongeth days: but the years of the wicked shall be shortened. چنانکه عدالت مودی به حیات‌است، همچنین هر‌که شرارت را پیروی نماید او را به موت می‌رساند. bible_en_fa The hope of the righteous shall be gladness: but the expectation of the wicked shall perish. کج خلقان نزد خداوند مکروهند، اماکاملان طریق پسندیده او می‌باشند. bible_en_fa The way of the LORD is strength to the upright: but destruction shall be to the workers of iniquity. یقین شریر مبرا نخواهد شد، اما ذریت عادلان نجات خواهند یافت. bible_en_fa The righteous shall never be removed: but the wicked shall not inhabit the earth. زن جمیله بی‌عقل حلقه زرین است در بینی گراز. bible_en_fa The mouth of the just bringeth forth wisdom: but the froward tongue shall be cut out. آرزوی عادلان نیکویی محض است، اماانتظار شریران، غضب می‌باشد. bible_en_fa The lips of the righteous know what is acceptable: but the mouth of the wicked speaketh frowardness. هستند که می‌پاشند و بیشتر می‌اندوزند وهستند که زیاده از آنچه شاید نگاه می‌دارند اما به نیازمندی می‌انجامد. bible_en_fa A false balance is abomination to the LORD: but a just weight is his delight. شخص سخی فربه می‌شود، و هر‌که سیراب می‌کند خود نیز سیراب خواهد گشت. bible_en_fa When pride cometh, then cometh shame: but with the lowly is wisdom. هر‌که غله را نگاه دارد مردم او را لعنت خواهند کرد، اما بر سر فروشنده آن برکت خواهدبود. bible_en_fa The integrity of the upright shall guide them: but the perverseness of transgressors shall destroy them. کسی‌که نیکویی را بطلبد رضامندی رامی جوید، و هر‌که بدی را بطلبد بر او عارض خواهد شد. bible_en_fa Riches profit not in the day of wrath: but righteousness delivereth from death. کسی‌که بر توانگری خود توکل کند، خواهد افتاد، اما عادلان مثل برگ سبز شکوفه خواهند‌آورد. bible_en_fa The righteousness of the perfect shall direct his way: but the wicked shall fall by his own wickedness. هر‌که اهل خانه خود را برنجاند نصیب او باد خواهد بود، و احمق بنده حکیم دلان خواهدشد. bible_en_fa The righteousness of the upright shall deliver them: but transgressors shall be taken in their own naughtiness. ثمره مرد عادل درخت حیات‌است، وکسی‌که جانها را صید کند حکیم است.اینک مرد عادل بر زمین جزا خواهد یافت، پس چند مرتبه زیاده مرد شریر و گناهکار. bible_en_fa When a wicked man dieth, his expectation shall perish: and the hope of unjust men perisheth. اینک مرد عادل بر زمین جزا خواهد یافت، پس چند مرتبه زیاده مرد شریر و گناهکار. bible_en_fa The righteous is delivered out of trouble, and the wicked cometh in his stead. هر‌که تادیب را دوست می‌دارد معرفت را دوست می‌دارد، اما هر‌که از تنبیه نفرت کند وحشی است. bible_en_fa An hypocrite with his mouth destroyeth his neighbour: but through knowledge shall the just be delivered. مرد نیکو رضامندی خداوند را تحصیل می‌نماید، اما او صاحب تدبیر فاسد را ملزم خواهد ساخت. bible_en_fa When it goeth well with the righteous, the city rejoiceth: and when the wicked perish, there is shouting. انسان از بدی استوار نمی شود، اما ریشه عادلان جنبش نخواهد خورد. bible_en_fa By the blessing of the upright the city is exalted: but it is overthrown by the mouth of the wicked. زن صالحه تاج شوهر خود می‌باشد، اما زنی که خجل سازد مثل پوسیدگی در استخوانهایش می‌باشد. bible_en_fa He that is void of wisdom despiseth his neighbour: but a man of understanding holdeth his peace. فکرهای عادلان انصاف است، اما تدابیرشریران فریب است. bible_en_fa A talebearer revealeth secrets: but he that is of a faithful spirit concealeth the matter. سخنان شریران برای خون در کمین است، اما دهان راستان ایشان را رهایی می‌دهد. bible_en_fa Where no counsel is, the people fall: but in the multitude of counsellers there is safety. شریران واژگون شده، نیست می‌شوند، اماخانه عادلان برقرار می‌ماند. bible_en_fa He that is surety for a stranger shall smart for it: and he that hateth suretiship is sure. انسان برحسب عقلش ممدوح می‌شود، اماکج دلان خجل خواهند گشت. bible_en_fa A gracious woman retaineth honour: and strong men retain riches. کسی‌که حقیر باشد و خادم داشته باشد، بهتراست از کسی‌که خویشتن را برافرازد و محتاج نان باشد. bible_en_fa The merciful man doeth good to his own soul: but he that is cruel troubleth his own flesh. مرد عادل برای جان حیوان خود تفکرمی کند، اما رحمتهای شریران ستم کیشی است. bible_en_fa The wicked worketh a deceitful work: but to him that soweth righteousness shall be a sure reward. کسی‌که زمین خود را زرع کند از نان سیرخواهد شد، اما هر‌که اباطیل را پیروی نمایدناقص العقل است. bible_en_fa As righteousness tendeth to life: so he that pursueth evil pursueth it to his own death. مرد شریر به شکار بدکاران طمع می‌ورزد، اما ریشه عادلان میوه می‌آورد. bible_en_fa They that are of a froward heart are abomination to the LORD: but such as are upright in their way are his delight. در تقصیر لبها دام مهلک است، اما مردعادل از تنگی بیرون می‌آید. bible_en_fa Though hand join in hand, the wicked shall not be unpunished: but the seed of the righteous shall be delivered. انسان از ثمره دهان خود از نیکویی سیرمی شود، و مکافات دست انسان به او رد خواهدشد. bible_en_fa As a jewel of gold in a swine's snout, so is a fair woman which is without discretion. راه احمق در نظر خودش راست است، اماهر‌که نصیحت را بشنود حکیم است. bible_en_fa The desire of the righteous is only good: but the expectation of the wicked is wrath. غضب احمق فور آشکار می‌شود، اماخردمند خجالت را می‌پوشاند. bible_en_fa There is that scattereth, and yet increaseth; and there is that withholdeth more than is meet, but it tendeth to poverty. هر‌که به راستی تنطق نماید عدالت را ظاهرمی کند، و شاهد دروغ، فریب را. bible_en_fa The liberal soul shall be made fat: and he that watereth shall be watered also himself. هستند که مثل ضرب شمشیر حرفهای باطل می‌زنند، اما زبان حکیمان شفا می‌بخشد. bible_en_fa He that withholdeth corn, the people shall curse him: but blessing shall be upon the head of him that selleth it. لب راستگو تا به ابد استوار می‌ماند، اما زبان دروغگو طرفه العینی است. bible_en_fa He that diligently seeketh good procureth favour: but he that seeketh mischief, it shall come unto him. در دل هر‌که تدبیر فاسد کند فریب است، اما مشورت دهندگان صلح را شادمانی است. bible_en_fa He that trusteth in his riches shall fall: but the righteous shall flourish as a branch. هیچ بدی به مرد صالح واقع نمی شود، اماشریران از بلا پر خواهند شد. bible_en_fa He that troubleth his own house shall inherit the wind: and the fool shall be servant to the wise of heart. لبهای دروغگو نزد خداوند مکروه است، اما عاملان راستی پسندیده او هستند. bible_en_fa The fruit of the righteous is a tree of life; and he that winneth souls is wise. مرد زیرک علم را مخفی می‌دارد، اما دل احمقان حماقت را شایع می‌سازد. bible_en_fa Behold, the righteous shall be recompensed in the earth: much more the wicked and the sinner. دست شخص زرنگ سلطنت خواهدنمود، اما مرد کاهل بندگی خواهد کرد. bible_en_fa Whoso loveth instruction loveth knowledge: but he that hateth reproof is brutish. کدورت دل انسان، او را منحنی می‌سازد، اما سخن نیکو او را شادمان خواهد گردانید. bible_en_fa A good man obtaineth favour of the LORD: but a man of wicked devices will he condemn. مرد عادل برای همسایه خود هادی می‌شود، اما راه شریران ایشان را گمراه می‌کند. bible_en_fa A man shall not be established by wickedness: but the root of the righteous shall not be moved. مرد کاهل شکار خود را بریان نمی کند، امازرنگی، توانگری گرانبهای انسان است.در طریق عدالت حیات‌است، و درگذرگاههایش موت نیست. bible_en_fa A virtuous woman is a crown to her husband: but she that maketh ashamed is as rottenness in his bones. در طریق عدالت حیات‌است، و درگذرگاههایش موت نیست. bible_en_fa The thoughts of the righteous are right: but the counsels of the wicked are deceit. پسر حکیم تادیب پدر خود را اطاعت می کند، اما استهزاکننده تهدید رانمی شنود. bible_en_fa The words of the wicked are to lie in wait for blood: but the mouth of the upright shall deliver them. مرد از میوه دهانش نیکویی را می‌خورد، اماجان خیانتکاران، ظلم را خواهد خورد. bible_en_fa The wicked are overthrown, and are not: but the house of the righteous shall stand. هر‌که دهان خود را نگاه دارد جان خویش رامحافظت نماید، اما کسی‌که لبهای خود رابگشاید هلاک خواهد شد. bible_en_fa A man shall be commended according to his wisdom: but he that is of a perverse heart shall be despised. شخص کاهل آرزو می‌کند و چیزی پیدانمی کند. اما شخص زرنگ فربه خواهد شد. bible_en_fa He that is despised, and hath a servant, is better than he that honoureth himself, and lacketh bread. مرد عادل از دروغ گفتن نفرت دارد، اما شریررسوا و خجل خواهد شد. bible_en_fa A righteous man regardeth the life of his beast: but the tender mercies of the wicked are cruel. عدالت کسی را که در طریق خود کامل است محافظت می‌کند، اما شرارت، گناهکاران را هلاک می‌سازد. bible_en_fa He that tilleth his land shall be satisfied with bread: but he that followeth vain persons is void of understanding. هستند که خود را دولتمند می‌شمارند وهیچ ندارند، و هستند که خویشتن را فقیرمی انگارند و دولت بسیار دارند. bible_en_fa The wicked desireth the net of evil men: but the root of the righteous yieldeth fruit. دولت شخص فدیه جان او خواهد بود، امافقیر تهدید را نخواهد شنید. bible_en_fa The wicked is snared by the transgression of his lips: but the just shall come out of trouble. نور عادلان شادمان خواهد شد، اما چراغ شریران خاموش خواهد گردید. bible_en_fa A man shall be satisfied with good by the fruit of his mouth: and the recompence of a man's hands shall be rendered unto him. از تکبر جز نزاع چیزی پیدا نمی شود، اما باآنانی که پند می‌پذیرند حکمت است. bible_en_fa The way of a fool is right in his own eyes: but he that hearkeneth unto counsel is wise. دولتی که از بطالت پیدا شود در تناقص می‌باشد، اما هر‌که به‌دست خود اندوزد در تزایدخواهد بود. bible_en_fa A fool's wrath is presently known: but a prudent man covereth shame. امیدی که در آن تعویق باشد باعث بیماری دل است، اما حصول مراد درخت حیات می‌باشد. bible_en_fa He that speaketh truth sheweth forth righteousness: but a false witness deceit. هر‌که کلام را خوار شمارد خویشتن راهلاک می‌سازد، اما هر‌که از حکم می‌ترسد ثواب خواهد یافت. bible_en_fa There is that speaketh like the piercings of a sword: but the tongue of the wise is health. تعلیم مرد حکیم چشمه حیات‌است، تا ازدامهای مرگ رهایی دهد. bible_en_fa The lip of truth shall be established for ever: but a lying tongue is but for a moment. عقل نیکو نعمت را می‌بخشد، اما راه خیانتکاران، سخت است. bible_en_fa Deceit is in the heart of them that imagine evil: but to the counsellers of peace is joy. هر شخص زیرک با علم عمل می‌کند. امااحمق حماقت را منتشر می‌سازد. bible_en_fa There shall no evil happen to the just: but the wicked shall be filled with mischief. قاصد شریر در بلا گرفتار می‌شود، امارسول امین شفا می‌بخشد. bible_en_fa Lying lips are abomination to the LORD: but they that deal truly are his delight. فقر و اهانت برای کسی است که تادیب راترک نماید، اما هر‌که تنبیه را قبول کند محترم خواهد شد. bible_en_fa A prudent man concealeth knowledge: but the heart of fools proclaimeth foolishness. آرزویی که حاصل شود برای جان شیرین است، اما اجتناب از بدی، مکروه احمقان می‌باشد. bible_en_fa The hand of the diligent shall bear rule: but the slothful shall be under tribute. با حکیمان رفتار کن و حکیم خواهی شد، اما رفیق جاهلان ضرر خواهد یافت. bible_en_fa Heaviness in the heart of man maketh it stoop: but a good word maketh it glad. بلا گناهکاران را تعاقب می‌کند، اما عادلان، جزای نیکو خواهند یافت. bible_en_fa The righteous is more excellent than his neighbour: but the way of the wicked seduceth them. مرد صالح پسران پسران را ارث خواهدداد، و دولت گناهکاران برای عادلان ذخیره خواهد شد. bible_en_fa The slothful man roasteth not that which he took in hunting: but the substance of a diligent man is precious. در مزرعه فقیران خوراک بسیار است، اماهستند که از بی‌انصافی هلاک می‌شوند. bible_en_fa In the way of righteousness is life; and in the pathway thereof there is no death. کسی‌که چوب را باز‌دارد، از پسر خویش نفرت می‌کند، اما کسی‌که او را دوست می‌دارد اورا به سعی تمام تادیب می‌نماید.مرد عادل برای سیری جان خود می‌خورد، اما شکم شریران محتاج خواهد بود. bible_en_fa A wise son heareth his father's instruction: but a scorner heareth not rebuke. مرد عادل برای سیری جان خود می‌خورد، اما شکم شریران محتاج خواهد بود. bible_en_fa A man shall eat good by the fruit of his mouth: but the soul of the transgressors shall eat violence. هر زن حکیم خانه خود را بنا می‌کند، اما زن جاهل آن را با دست خود خراب می‌نماید. bible_en_fa He that keepeth his mouth keepeth his life: but he that openeth wide his lips shall have destruction. کسی‌که به راستی خود سلوک می‌نماید ازخداوند می‌ترسد، اما کسی‌که در طریق خودکج رفتار است او را تحقیر می‌نماید. bible_en_fa The soul of the sluggard desireth, and hath nothing: but the soul of the diligent shall be made fat. در دهان احمق چوب تکبر است، اما لبهای حکیمان ایشان را محافظت خواهد نمود. bible_en_fa A righteous man hateth lying: but a wicked man is loathsome, and cometh to shame. جایی که گاو نیست، آخور پاک است، اما ازقوت گاو، محصول زیاد می‌شود. bible_en_fa Righteousness keepeth him that is upright in the way: but wickedness overthroweth the sinner. شاهد امین دروغ نمی گوید، اما شاهد دروغ به کذب تنطق می‌کند. bible_en_fa There is that maketh himself rich, yet hath nothing: there is that maketh himself poor, yet hath great riches. استهزاکننده حکمت را می‌طلبد و نمی یابد. اما به جهت مرد فهیم علم آسان است. bible_en_fa The ransom of a man's life are his riches: but the poor heareth not rebuke. از حضور مرد احمق دور شو، زیرا لبهای معرفت را در او نخواهی یافت. bible_en_fa The light of the righteous rejoiceth: but the lamp of the wicked shall be put out. حکمت مرد زیرک این است که راه خود رادرک نماید، اما حماقت احمقان فریب است. bible_en_fa Only by pride cometh contention: but with the well advised is wisdom. احمقان به گناه استهزا می‌کنند، اما در میان راستان رضامندی است. bible_en_fa Wealth gotten by vanity shall be diminished: but he that gathereth by labour shall increase. دل شخص تلخی خویشتن را می‌داند، وغریب در خوشی آن مشارکت ندارد. bible_en_fa Hope deferred maketh the heart sick: but when the desire cometh, it is a tree of life. خانه شریران منهدم خواهد شد، اما خیمه راستان شکوفه خواهد آورد. bible_en_fa Whoso despiseth the word shall be destroyed: but he that feareth the commandment shall be rewarded. راهی هست که به نظر آدمی مستقیم می‌نماید، اما عاقبت آن، طرق موت است. bible_en_fa The law of the wise is a fountain of life, to depart from the snares of death. هم در لهو و لعب دل غمگین می‌باشد، وعاقبت این خوشی حزن است. bible_en_fa Good understanding giveth favour: but the way of transgressors is hard. کسی‌که در دل مرتد است از راههای خودسیر می‌شود، و مرد صالح به خود سیر است. bible_en_fa Every prudent man dealeth with knowledge: but a fool layeth open his folly. مرد جاهل هر سخن را باور می‌کند، اما مردزیرک در رفتار خود تامل می‌نماید. bible_en_fa A wicked messenger falleth into mischief: but a faithful ambassador is health. مرد حکیم می‌ترسد و از بدی اجتناب می‌نماید، اما احمق از غرور خود ایمن می‌باشد. bible_en_fa Poverty and shame shall be to him that refuseth instruction: but he that regardeth reproof shall be honoured. مرد کج خلق، احمقانه رفتار می‌نماید، و(مردم ) از صاحب سوظن نفرت دارند. bible_en_fa The desire accomplished is sweet to the soul: but it is abomination to fools to depart from evil. نصیب جاهلان حماقت است، اما معرفت، تاج زیرکان خواهد بود. bible_en_fa He that walketh with wise men shall be wise: but a companion of fools shall be destroyed. بدکاران در حضور نیکان خم می‌شوند، وشریران نزد دروازه های عادلان می‌ایستند. bible_en_fa Evil pursueth sinners: but to the righteous good shall be repayed. همسایه فقیر نیز از او نفرت دارد، امادوستان شخص دولتمند بسیارند. bible_en_fa A good man leaveth an inheritance to his children's children: and the wealth of the sinner is laid up for the just. هر‌که همسایه خود را حقیر شمارد گناه می‌ورزد، اما خوشابحال کسی‌که بر فقیران ترحم نماید. bible_en_fa Much food is in the tillage of the poor: but there is that is destroyed for want of judgment. آیا صاحبان تدبیر فاسد گمراه نمی شوند، اما برای کسانی که تدبیر نیکو می‌نمایند، رحمت و راستی خواهد بود. bible_en_fa He that spareth his rod hateth his son: but he that loveth him chasteneth him betimes. از هر مشقتی منفعت است، اما کلام لبها به فقر محض می‌انجامد. bible_en_fa The righteous eateth to the satisfying of his soul: but the belly of the wicked shall want. تاج حکیمان دولت ایشان است، اماحماقت احمقان حماقت محض است. bible_en_fa Every wise woman buildeth her house: but the foolish plucketh it down with her hands. شاهد امین جانها را نجات می‌بخشد، اما هرکه به دروغ تنطق می‌کند فریب محض است. bible_en_fa He that walketh in his uprightness feareth the LORD: but he that is perverse in his ways despiseth him. در ترس خداوند اعتماد قوی است، وفرزندان او را ملجا خواهد بود. bible_en_fa In the mouth of the foolish is a rod of pride: but the lips of the wise shall preserve them. ترس خداوند چشمه حیات‌است، تا ازدامهای موت اجتناب نمایند. bible_en_fa Where no oxen are, the crib is clean: but much increase is by the strength of the ox. جلال پادشاه از کثرت مخلوق است، وشکستگی سلطان از کمی مردم است. bible_en_fa A faithful witness will not lie: but a false witness will utter lies. کسی‌که دیرغضب باشد کثیرالفهم است، وکج خلق حماقت را به نصیب خود می‌برد. bible_en_fa A scorner seeketh wisdom, and findeth it not: but knowledge is easy unto him that understandeth. دل آرام حیات بدن است، اما حسدپوسیدگی استخوانها است. bible_en_fa Go from the presence of a foolish man, when thou perceivest not in him the lips of knowledge. هر‌که بر فقیر ظلم کند آفریننده خود راحقیر می‌شمارد، و هر‌که بر مسکین ترحم کند اورا تمجید می‌نماید. bible_en_fa The wisdom of the prudent is to understand his way: but the folly of fools is deceit. شریر از شرارت خود به زیر افکنده می‌شود، اما مرد عادل چون بمیرد اعتماد دارد. bible_en_fa Fools make a mock at sin: but among the righteous there is favour. حکمت در دل مرد فهیم ساکن می‌شود، امادر اندرون جاهلان آشکار می‌گردد. bible_en_fa The heart knoweth his own bitterness; and a stranger doth not intermeddle with his joy. عدالت قوم را رفیع می‌گرداند، اما گناه برای قوم، عار است.رضامندی پادشاه بر خادم عاقل است، اماغضب او بر پست فطرتان. bible_en_fa The house of the wicked shall be overthrown: but the tabernacle of the upright shall flourish. رضامندی پادشاه بر خادم عاقل است، اماغضب او بر پست فطرتان. bible_en_fa There is a way which seemeth right unto a man, but the end thereof are the ways of death. جواب نرم خشم را برمی گرداند، اماسخن تلخ غیظ را به هیجان می‌آورد. bible_en_fa Even in laughter the heart is sorrowful; and the end of that mirth is heaviness. زبان حکیمان علم را زینت می‌بخشد، امادهان احمقان به حماقت تنطق می‌نماید. bible_en_fa The backslider in heart shall be filled with his own ways: and a good man shall be satisfied from himself. چشمان خداوند در همه جاست، و بر بدان ونیکان می‌نگرد. bible_en_fa The simple believeth every word: but the prudent man looketh well to his going. زبان ملایم، درخت حیات‌است و کجی آن، شکستگی روح است. bible_en_fa A wise man feareth, and departeth from evil: but the fool rageth, and is confident. احمق تادیب پدر خود را خوار می‌شمارد، اما هر‌که تنبیه را نگاه دارد زیرک می‌باشد. bible_en_fa He that is soon angry dealeth foolishly: and a man of wicked devices is hated. در خانه مرد عادل گنج عظیم است، امامحصول شریران، کدورت است. bible_en_fa The simple inherit folly: but the prudent are crowned with knowledge. لبهای حکیمان معرفت را منتشر می‌سازد، اما دل احمقان، مستحکم نیست. bible_en_fa The evil bow before the good; and the wicked at the gates of the righteous. قربانی شریران نزد خداوند مکروه است، امادعای راستان پسندیده اوست. bible_en_fa The poor is hated even of his own neighbour: but the rich hath many friends. راه شریران نزد خداوند مکروه است، اماپیروان عدالت را دوست می‌دارد. bible_en_fa He that despiseth his neighbour sinneth: but he that hath mercy on the poor, happy is he. برای هر‌که طریق را ترک نماید تادیب سخت است، و هر‌که از تنبیه نفرت کند خواهدمرد. bible_en_fa Do they not err that devise evil? but mercy and truth shall be to them that devise good. هاویه و ابدون در حضور خداوند است، پس چند مرتبه زیاده دلهای بنی آدم. bible_en_fa In all labour there is profit: but the talk of the lips tendeth only to penury. استهزاکننده تنبیه را دوست ندارد، و نزدحکیمان نخواهد رفت. bible_en_fa The crown of the wise is their riches: but the foolishness of fools is folly. دل‌شادمان چهره را زینت می‌دهد، اما ازتلخی دل روح منکسر می‌شود. bible_en_fa A true witness delivereth souls: but a deceitful witness speaketh lies. دل مرد فهیم معرفت را می‌طلبد، اما دهان احمقان حماقت را می‌چرد. bible_en_fa In the fear of the LORD is strong confidence: and his children shall have a place of refuge. تمامی روزهای مصیبت کشان بد است، اماخوشی دل ضیافت دائمی است. bible_en_fa The fear of the LORD is a fountain of life, to depart from the snares of death. اموال اندک با ترس خداوند بهتر است ازگنج عظیم با اضطراب. bible_en_fa In the multitude of people is the king's honour: but in the want of people is the destruction of the prince. خوان بقول در جایی که محبت باشد بهتراست، از گاو پرواری که با آن عداوت باشد. bible_en_fa He that is slow to wrath is of great understanding: but he that is hasty of spirit exalteth folly. مرد تندخو نزاع را برمی انگیزد، اما شخص دیرغضب خصومت را ساکن می‌گرداند. bible_en_fa A sound heart is the life of the flesh: but envy the rottenness of the bones. راه کاهلان مثل خاربست است، اما طریق راستان شاهراه است. bible_en_fa He that oppresseth the poor reproacheth his Maker: but he that honoureth him hath mercy on the poor. پسر حکیم پدر را شادمان می‌سازد، اما مرداحمق مادر خویش را حقیر می‌شمارد. bible_en_fa The wicked is driven away in his wickedness: but the righteous hath hope in his death. حماقت در نظر شخص ناقص العقل خوشی است، اما مرد فهیم به راستی سلوک می‌نماید. bible_en_fa Wisdom resteth in the heart of him that hath understanding: but that which is in the midst of fools is made known. از عدم مشورت، تدبیرها باطل می‌شود، اما از کثرت مشورت دهندگان برقرار می‌ماند. bible_en_fa Righteousness exalteth a nation: but sin is a reproach to any people. برای انسان از جواب دهانش شادی حاصل می‌شود، و سخنی که در محلش گفته شودچه بسیار نیکو است. bible_en_fa The king's favour is toward a wise servant: but his wrath is against him that causeth shame. طریق حیات برای عاقلان به سوی بالااست، تا از هاویه اسفل دور شود. bible_en_fa A soft answer turneth away wrath: but grievous words stir up anger. خداوند خانه متکبران را منهدم می‌سازد، اما حدود بیوه‌زن را استوار می‌نماید. bible_en_fa The tongue of the wise useth knowledge aright: but the mouth of fools poureth out foolishness. تدبیرهای فاسد نزد خداوند مکروه است، اما سخنان پسندیده برای طاهران است. bible_en_fa The eyes of the LORD are in every place, beholding the evil and the good. کسی‌که حریص سود باشد خانه خود رامکدر می‌سازد، اما هر‌که از هدیه‌ها نفرت داردخواهد زیست. bible_en_fa A wholesome tongue is a tree of life: but perverseness therein is a breach in the spirit. دل مرد عادل در جواب دادن تفکر می‌کند، اما دهان شریران، چیزهای بد را جاری می‌سازد. bible_en_fa A fool despiseth his father's instruction: but he that regardeth reproof is prudent. خداوند از شریران دور است، اما دعای عادلان را می‌شنود. bible_en_fa In the house of the righteous is much treasure: but in the revenues of the wicked is trouble. نور چشمان دل را شادمان می‌سازد، و خبرنیکو استخوانها را پر مغز می‌نماید. bible_en_fa The lips of the wise disperse knowledge: but the heart of the foolish doeth not so. گوشی که تنبیه حیات را بشنود، در میان حکیمان ساکن خواهد شد. bible_en_fa The sacrifice of the wicked is an abomination to the LORD: but the prayer of the upright is his delight. هر‌که تادیب را ترک نماید، جان خود راحقیر می‌شمارد، اما هر‌که تنبیه را بشنود عقل راتحصیل می‌نماید.ترس خداوند ادیب حکمت است، وتواضع پیشرو حرمت می‌باشد. bible_en_fa The way of the wicked is an abomination unto the LORD: but he loveth him that followeth after righteousness. ترس خداوند ادیب حکمت است، وتواضع پیشرو حرمت می‌باشد. bible_en_fa Correction is grievous unto him that forsaketh the way: and he that hateth reproof shall die. تدبیرهای دل از آن انسان است، اماتنطق زبان از جانب خداوند می‌باشد. bible_en_fa Hell and destruction are before the LORD: how much more then the hearts of the children of men? همه راههای انسان در نظر خودش پاک است، اما خداوند روحها را ثابت می‌سازد. bible_en_fa A scorner loveth not one that reproveth him: neither will he go unto the wise. اعمال خود را به خداوند تفویض کن، تافکرهای تو استوار شود. bible_en_fa A merry heart maketh a cheerful countenance: but by sorrow of the heart the spirit is broken. خداوند هر چیز را برای غایت آن ساخته است، و شریران را نیز برای روز بلا. bible_en_fa The heart of him that hath understanding seeketh knowledge: but the mouth of fools feedeth on foolishness. هر‌که دل مغرور دارد نزد خداوند مکروه است، و او هرگز مبرا نخواهد شد. bible_en_fa All the days of the afflicted are evil: but he that is of a merry heart hath a continual feast. از رحمت و راستی، گناه کفاره می‌شود، و به ترس خداوند، از بدی اجتناب می‌شود. bible_en_fa Better is little with the fear of the LORD than great treasure and trouble therewith. چون راههای شخص پسندیده خداوندباشد، دشمنانش را نیز با وی به مصالحه می‌آورد. bible_en_fa Better is a dinner of herbs where love is, than a stalled ox and hatred therewith. اموال اندک که با انصاف باشد بهتر است، ازدخل فراوان بدون انصاف. bible_en_fa A wrathful man stirreth up strife: but he that is slow to anger appeaseth strife. دل انسان در طریقش تفکر می‌کند، اماخداوند قدمهایش را استوار می‌سازد. bible_en_fa The way of the slothful man is as an hedge of thorns: but the way of the righteous is made plain. وحی بر لبهای پادشاه است، و دهان او درداوری تجاوز نمی نماید. bible_en_fa A wise son maketh a glad father: but a foolish man despiseth his mother. ترازو و سنگهای راست از آن خداونداست و تمامی سنگهای کیسه صنعت وی می‌باشد. bible_en_fa Folly is joy to him that is destitute of wisdom: but a man of understanding walketh uprightly. عمل بد نزد پادشاهان مکروه است، زیرا که کرسی ایشان از عدالت برقرار می‌ماند. bible_en_fa Without counsel purposes are disappointed: but in the multitude of counsellers they are established. لبهای راستگو پسندیده پادشاهان است، وراستگویان را دوست می‌دارند. bible_en_fa A man hath joy by the answer of his mouth: and a word spoken in due season, how good is it! غضب پادشاهان، رسولان موت است امامرد حکیم آن را فرو می‌نشاند. bible_en_fa The way of life is above to the wise, that he may depart from hell beneath. در نور چهره پادشاه حیات‌است، ورضامندی او مثل ابر نوبهاری است. bible_en_fa The LORD will destroy the house of the proud: but he will establish the border of the widow. تحصیل حکمت از زر خالص چه بسیاربهتر است، و تحصیل فهم از نقره برگزیده تر. bible_en_fa The thoughts of the wicked are an abomination to the LORD: but the words of the pure are pleasant words. طریق راستان، اجتناب نمودن از بدی است، و هر‌که راه خود را نگاه دارد جان خویش را محافظت می‌نماید. bible_en_fa He that is greedy of gain troubleth his own house; but he that hateth gifts shall live. تکبر پیش رو هلاکت است، و دل مغرورپیش رو خرابی. bible_en_fa The heart of the righteous studieth to answer: but the mouth of the wicked poureth out evil things. با تواضع نزد حلیمان بودن بهتر است، ازتقسیم نمودن غنیمت با متکبران. bible_en_fa The LORD is far from the wicked: but he heareth the prayer of the righteous. هر‌که در کلام تعقل کند سعادتمندی خواهد یافت، و هر‌که به خداوند توکل نمایدخوشابحال او. bible_en_fa The light of the eyes rejoiceth the heart: and a good report maketh the bones fat. هر‌که دل حکیم دارد فهیم خوانده می‌شود، و شیرینی لبها علم را می‌افزاید. bible_en_fa The ear that heareth the reproof of life abideth among the wise. عقل برای صاحبش چشمه حیات‌است، اما تادیب احمقان، حماقت است. bible_en_fa He that refuseth instruction despiseth his own soul: but he that heareth reproof getteth understanding. دل مرد حکیم دهان او را عاقل می‌گرداند، و علم را بر لبهایش می‌افزاید. bible_en_fa The fear of the LORD is the instruction of wisdom; and before honour is humility. سخنان پسندیده مثل‌شان عسل است، برای جان شیرین است و برای استخوانهاشفادهنده. bible_en_fa The preparations of the heart in man, and the answer of the tongue, is from the LORD. راهی هست که در نظر انسان راست است، اما عاقبت آن راه، موت می‌باشد. bible_en_fa All the ways of a man are clean in his own eyes; but the LORD weigheth the spirits. اشتهای کارگر برایش کار می‌کند، زیرا که دهانش او را بر آن تحریض می‌نماید. bible_en_fa Commit thy works unto the LORD, and thy thoughts shall be established. مرد لئیم شرارت را می‌اندیشد، و برلبهایش مثل آتش سوزنده است. bible_en_fa The LORD hath made all things for himself: yea, even the wicked for the day of evil. مرد دروغگو نزاع می‌پاشد، و نمام دوستان خالص را از همدیگر جدا می‌کند. bible_en_fa Every one that is proud in heart is an abomination to the LORD: though hand join in hand, he shall not be unpunished. مرد ظالم همسایه خود را اغوا می‌نماید، واو را به راه غیر نیکو هدایت می‌کند. bible_en_fa By mercy and truth iniquity is purged: and by the fear of the LORD men depart from evil. چشمان خود را بر هم می‌زند تا دروغ رااختراع نماید، و لبهایش را می‌خاید و بدی را به انجام می‌رساند. bible_en_fa When a man's ways please the LORD, he maketh even his enemies to be at peace with him. سفیدمویی تاج جمال است، هنگامی که درراه عدالت یافت شود. bible_en_fa Better is a little with righteousness than great revenues without right. کسی‌که دیرغضب باشد از جبار بهتر است، و هر‌که بر روح خود مالک باشد از تسخیرکننده شهر افضل است.قرعه در دامن‌انداخته می‌شود، لیکن تمامی حکم آن از خداوند است. bible_en_fa A man's heart deviseth his way: but the LORD directeth his steps. قرعه در دامن‌انداخته می‌شود، لیکن تمامی حکم آن از خداوند است. bible_en_fa A divine sentence is in the lips of the king: his mouth transgresseth not in judgment. لقمه خشک با سلامتی، بهتر است ازخانه پر از ضیافت با مخاصمت. bible_en_fa A just weight and balance are the LORD's: all the weights of the bag are his work. بنده عاقل بر پسر پست فطرت مسلط خواهدبود، و میراث را با برادران تقسیم خواهد نمود. bible_en_fa It is an abomination to kings to commit wickedness: for the throne is established by righteousness. بوته برای نقره و کوره به جهت طلا است، اماخداوند امتحان کننده دلها است. bible_en_fa Righteous lips are the delight of kings; and they love him that speaketh right. شریر به لبهای دروغگو اصغا می‌کند، و مردکاذب به زبان فتنه انگیز گوش می‌دهد. bible_en_fa The wrath of a king is as messengers of death: but a wise man will pacify it. هر‌که فقیر را استهزا کند آفریننده خویش رامذمت می‌کند، و هر‌که از بلا خوش می‌شودبی سزا نخواهد ماند. bible_en_fa In the light of the king's countenance is life; and his favour is as a cloud of the latter rain. تاج پیران، پسران پسرانند، و جلال فرزندان، پدران ایشانند. bible_en_fa How much better is it to get wisdom than gold! and to get understanding rather to be chosen than silver! کلام کبرآمیز احمق را نمی شاید، و چندمرتبه زیاده لبهای دروغگو نجبا را. bible_en_fa The highway of the upright is to depart from evil: he that keepeth his way preserveth his soul. هدیه در نظر اهل آن سنگ گرانبها است که هر کجا توجه نماید برخوردار می‌شود. bible_en_fa Pride goeth before destruction, and an haughty spirit before a fall. هر‌که گناهی را مستور کند طالب محبت می‌باشد، اما هر‌که امری را تکرار کند دوستان خالص را از هم جدا می‌سازد. bible_en_fa Better it is to be of an humble spirit with the lowly, than to divide the spoil with the proud. یک ملامت به مرد فهیم اثر می‌کند، بیشتراز صد تازیانه به مرد جاهل. bible_en_fa He that handleth a matter wisely shall find good: and whoso trusteth in the LORD, happy is he. مرد شریر طالب فتنه است و بس. لهذاقاصد ستمکیش نزد او فرستاده می‌شود. bible_en_fa The wise in heart shall be called prudent: and the sweetness of the lips increaseth learning. اگر خرسی که بچه هایش کشته شود به انسان برخورد، بهتر است از مرد احمق در حماقت خود. bible_en_fa Understanding is a wellspring of life unto him that hath it: but the instruction of fools is folly. کسی‌که به عوض نیکویی بدی می‌کند بلااز خانه او دور نخواهد شد. bible_en_fa The heart of the wise teacheth his mouth, and addeth learning to his lips. ابتدای نزاع مثل رخنه کردن آب است، پس مخاصمه را ترک کن قبل از آنکه به مجادله برسد. bible_en_fa Pleasant words are as an honeycomb, sweet to the soul, and health to the bones. هر‌که شریر را عادل شمارد و هر‌که عادل را ملزم سازد، هر دوی ایشان نزد خداوندمکروهند. bible_en_fa There is a way that seemeth right unto a man, but the end thereof are the ways of death. قیمت به جهت خریدن حکمت چرا به‌دست احمق باشد؟ و حال آنکه هیچ فهم ندارد. bible_en_fa He that laboureth laboureth for himself; for his mouth craveth it of him. دوست خالص در همه اوقات محبت می‌نماید، و برادر به جهت تنگی مولود شده است. bible_en_fa An ungodly man diggeth up evil: and in his lips there is as a burning fire. مرد ناقص العقل دست می‌دهد و در حضورهمسایه خود ضامن می‌شود. bible_en_fa A froward man soweth strife: and a whisperer separateth chief friends. هر‌که معصیت را دوست دارد منازعه رادوست می‌دارد، و هر‌که در خود را بلند سازدخرابی را می‌طلبد. bible_en_fa A violent man enticeth his neighbour, and leadeth him into the way that is not good. کسی‌که دل کج دارد نیکویی را نخواهدیافت. و هر‌که زبان دروغگو دارد در بلا گرفتارخواهد شد. bible_en_fa He shutteth his eyes to devise froward things: moving his lips he bringeth evil to pass. هر‌که فرزند احمق آورد برای خویشتن غم پیدا می‌کند، و پدر فرزند ابله شادی نخواهد دید. bible_en_fa The hoary head is a crown of glory, if it be found in the way of righteousness. دل‌شادمان شفای نیکو می‌بخشد، اما روح شکسته استخوانها را خشک می‌کند. bible_en_fa He that is slow to anger is better than the mighty; and he that ruleth his spirit than he that taketh a city. مرد شریر رشوه را از بغل می‌گیرد، تاراههای انصاف را منحرف سازد. bible_en_fa The lot is cast into the lap; but the whole disposing thereof is of the LORD. حکمت در مد نظر مرد فهیم است، اماچشمان احمق در اقصای زمین می‌باشد. bible_en_fa Better is a dry morsel, and quietness therewith, than an house full of sacrifices with strife. پسر احمق برای پدر خویش حزن است، وبه جهت مادر خویش تلخی است. bible_en_fa A wise servant shall have rule over a son that causeth shame, and shall have part of the inheritance among the brethren. عادلان را نیز سرزنش نمودن خوب نیست، و نه ضرب زدن به نجبا به‌سبب راستی ایشان. bible_en_fa The fining pot is for silver, and the furnace for gold: but the LORD trieth the hearts. صاحب معرفت سخنان خود را بازمی دارد، و هر‌که روح حلیم دارد مرد فطانت پیشه است.مرد احمق نیز چون خاموش باشد او راحکیم می‌شمارند، و هر‌که لبهای خود را می‌بنددفهیم است. bible_en_fa A wicked doer giveth heed to false lips; and a liar giveth ear to a naughty tongue. مرد احمق نیز چون خاموش باشد او راحکیم می‌شمارند، و هر‌که لبهای خود را می‌بنددفهیم است. bible_en_fa Whoso mocketh the poor reproacheth his Maker: and he that is glad at calamities shall not be unpunished. می باشد، و به هر حکمت صحیح مجادله می‌کند. bible_en_fa Children's children are the crown of old men; and the glory of children are their fathers. احمق از فطانت مسرور نمی شود، مگر تاآنکه عقل خود را ظاهر سازد. bible_en_fa Excellent speech becometh not a fool: much less do lying lips a prince. هنگامی که شریر می‌آید، حقارت هم می‌آید، و با اهانت، خجالت می‌رسد. bible_en_fa A gift is as a precious stone in the eyes of him that hath it: whithersoever it turneth, it prospereth. سخنان دهان انسان آب عمیق است، وچشمه حکمت، نهر جاری است. bible_en_fa He that covereth a transgression seeketh love; but he that repeateth a matter separateth very friends. طرفداری شریران برای منحرف ساختن داوری عادلان نیکو نیست. bible_en_fa A reproof entereth more into a wise man than an hundred stripes into a fool. لبهای احمق به منازعه داخل می‌شود، ودهانش برای ضربها صدا می‌زند. bible_en_fa An evil man seeketh only rebellion: therefore a cruel messenger shall be sent against him. دهان احمق هلاکت وی است، و لبهایش برای جان خودش دام است. bible_en_fa Let a bear robbed of her whelps meet a man, rather than a fool in his folly. سخنان نمام مثل لقمه های شیرین است، و به عمق شکم فرو می‌رود. bible_en_fa Whoso rewardeth evil for good, evil shall not depart from his house. او نیز که در کار خود اهمال می‌کند برادرهلاک کننده است. bible_en_fa The beginning of strife is as when one letteth out water: therefore leave off contention, before it be meddled with. اسم خداوند برج حصین است که مرد عادل در آن می‌دود و ایمن می‌باشد. bible_en_fa He that justifieth the wicked, and he that condemneth the just, even they both are abomination to the LORD. توانگری شخص دولتمند شهر محکم اواست، و در تصور وی مثل حصار بلند است. bible_en_fa Wherefore is there a price in the hand of a fool to get wisdom, seeing he hath no heart to it? پیش از شکستگی، دل انسان متکبرمی گردد، و تواضع مقدمه عزت است. bible_en_fa A friend loveth at all times, and a brother is born for adversity. هر‌که سخنی را قبل از شنیدنش جواب دهد برای وی حماقت و عار می‌باشد. bible_en_fa A man void of understanding striketh hands, and becometh surety in the presence of his friend. روح انسان بیماری او را متحمل می‌شود، اما روح شکسته را کیست که متحمل آن بشود. bible_en_fa He loveth transgression that loveth strife: and he that exalteth his gate seeketh destruction. دل مرد فهیم معرفت را تحصیل می‌کند، وگوش حکیمان معرفت را می‌طلبد. bible_en_fa He that hath a froward heart findeth no good: and he that hath a perverse tongue falleth into mischief. هدیه شخص، از برایش وسعت پیدامی کند و او را به حضور بزرگان می‌رساند. bible_en_fa He that begetteth a fool doeth it to his sorrow: and the father of a fool hath no joy. هر‌که در دعوی خود اول آید صادق می‌نماید، اما حریفش می‌آید و او را می‌آزماید. bible_en_fa A merry heart doeth good like a medicine: but a broken spirit drieth the bones. قرعه نزاعها را ساکت می‌نماید و زورآوران را از هم جدا می‌کند. bible_en_fa A wicked man taketh a gift out of the bosom to pervert the ways of judgment. برادر رنجیده از شهر قوی سختتر است، ومنازعت با او مثل پشت بندهای قصر است. bible_en_fa Wisdom is before him that hath understanding; but the eyes of a fool are in the ends of the earth. دل آدمی از میوه دهانش پر می‌شود و ازمحصول لبهایش، سیر می‌گردد. bible_en_fa A foolish son is a grief to his father, and bitterness to her that bare him. موت و حیات در قدرت زبان است، و آنانی که آن را دوست می‌دارند میوه‌اش را خواهندخورد. bible_en_fa Also to punish the just is not good, nor to strike princes for equity. هر‌که زوجه‌ای یابد چیز نیکو یافته است، ورضامندی خداوند را تحصیل کرده است. bible_en_fa He that hath knowledge spareth his words: and a man of understanding is of an excellent spirit. مرد فقیر به تضرع تکلم می‌کند، اما شخص دولتمند به سختی جواب می‌دهد.کسی‌که دوستان بسیار دارد خویشتن راهلاک می‌کند، اما دوستی هست که از برادرچسبنده تر می‌باشد. bible_en_fa Even a fool, when he holdeth his peace, is counted wise: and he that shutteth his lips is esteemed a man of understanding. کسی‌که دوستان بسیار دارد خویشتن راهلاک می‌کند، اما دوستی هست که از برادرچسبنده تر می‌باشد. bible_en_fa Through desire a man, having separated himself, seeketh and intermeddleth with all wisdom. فقیری که در کاملیت خود سالک است، از دروغگویی که احمق باشد بهتر است. bible_en_fa A fool hath no delight in understanding, but that his heart may discover itself. دلی نیز که معرفت ندارد نیکو نیست و هر‌که به پایهای خویش می‌شتابد گناه می‌کند. bible_en_fa When the wicked cometh, then cometh also contempt, and with ignominy reproach. حماقت انسان، راه او را کج می‌سازد، و دلش از خداوند خشمناک می‌شود. bible_en_fa The words of a man's mouth are as deep waters, and the wellspring of wisdom as a flowing brook. توانگری دوستان بسیار پیدا می‌کند، اما فقیراز دوستان خود جدا می‌شود. bible_en_fa It is not good to accept the person of the wicked, to overthrow the righteous in judgment. شاهد دروغگو بی‌سزا نخواهد ماند، و کسی‌که به دروغ تنطق کند رهایی نخواهد یافت. bible_en_fa A fool's lips enter into contention, and his mouth calleth for strokes. بسیاری پیش امیران تذلل می‌نمایند، و همه کس دوست بذل کننده است. bible_en_fa A fool's mouth is his destruction, and his lips are the snare of his soul. جمیع برادران مرد فقیر از او نفرت دارند، وبه طریق اولی دوستانش از او دور می‌شوند، ایشان را به سخنان، تعاقب می‌کند و نیستند. bible_en_fa The words of a talebearer are as wounds, and they go down into the innermost parts of the belly. هر‌که حکمت را تحصیل کند جان خود رادوست دارد. و هر‌که فطانت را نگاه دارد، سعادتمندی خواهد یافت. bible_en_fa He also that is slothful in his work is brother to him that is a great waster. شاهد دروغگو بی‌سزا نخواهد ماند، و هر‌که به کذب تنطق نماید هلاک خواهد گردید. bible_en_fa The name of the LORD is a strong tower: the righteous runneth into it, and is safe. عیش و عشرت احمق را نمی شاید، تا چه رسد به غلامی که بر نجبا حکمرانی می‌کند. bible_en_fa The rich man's wealth is his strong city, and as an high wall in his own conceit. عقل انسان خشم او را نگاه می‌دارد، وگذشتن از تقصیر جلال او است. bible_en_fa Before destruction the heart of man is haughty, and before honour is humility. خشم پادشاه مثل غرش شیر است، ورضامندی او مثل شبنم بر گیاه است. bible_en_fa He that answereth a matter before he heareth it, it is folly and shame unto him. پسر جاهل باعث الم پدرش است، ونزاعهای زن مثل آبی است که دائم در چکیدن باشد. bible_en_fa The spirit of a man will sustain his infirmity; but a wounded spirit who can bear? خانه و دولت ارث اجدادی است، امازوجه عاقله از جانب خداوند است. bible_en_fa The heart of the prudent getteth knowledge; and the ear of the wise seeketh knowledge. کاهلی خواب سنگین می‌آورد، و شخص اهمال کار، گرسنه خواهد ماند. bible_en_fa A man's gift maketh room for him, and bringeth him before great men. هر‌که حکم را نگاه دارد جان خویش رامحافظت می‌نماید، اما هر‌که طریق خود را سبک گیرد، خواهد مرد. bible_en_fa He that is first in his own cause seemeth just; but his neighbour cometh and searcheth him. هر‌که بر فقیر ترحم نماید به خداوند قرض می‌دهد، و احسان او را به او رد خواهد نمود. bible_en_fa The lot causeth contentions to cease, and parteth between the mighty. پسر خود را تادیب نما زیرا که امید هست، اما خود را به کشتن او وامدار. bible_en_fa A brother offended is harder to be won than a strong city: and their contentions are like the bars of a castle. شخص تندخو متحمل عقوبت خواهدشد، زیرا اگر او را خلاصی دهی آن را باید مکرربجا آوری. bible_en_fa A man's belly shall be satisfied with the fruit of his mouth; and with the increase of his lips shall he be filled. پند را بشنو و تادیب را قبول نما، تا درعاقبت خود حکیم بشوی. bible_en_fa Death and life are in the power of the tongue: and they that love it shall eat the fruit thereof. فکرهای بسیار در دل انسان است، اما آنچه ثابت ماند مشورت خداوند است. bible_en_fa Whoso findeth a wife findeth a good thing, and obtaineth favour of the LORD. زینت انسان احسان او است، و فقیر ازدروغگو بهتر است. bible_en_fa The poor useth intreaties; but the rich answereth roughly. ترس خداوند مودی به حیات‌است، و هرکه آن را دارد در سیری ساکن می‌ماند، و به هیچ بلاگرفتار نخواهد شد. bible_en_fa A man that hath friends must shew himself friendly: and there is a friend that sticketh closer than a brother. مرد کاهل دست خود را در بغلش پنهان می‌کند، و آن را هم به دهان خود برنمی آورد. bible_en_fa Better is the poor that walketh in his integrity, than he that is perverse in his lips, and is a fool. استهزاکننده را تادیب کن تا جاهلان زیرک شوند، و شخص فهیم را تنبیه نما و معرفت رادرک خواهد نمود. bible_en_fa Also, that the soul be without knowledge, it is not good; and he that hasteth with his feet sinneth. هر‌که بر پدر خود ستم کند و مادرش رابراند، پسری است که رسوایی و خجالت می‌آورد. bible_en_fa The foolishness of man perverteth his way: and his heart fretteth against the LORD. ‌ای پسر من شنیدن تعلیمی را ترک نما، که تو را از کلام معرفت گمراه می‌سازد. bible_en_fa Wealth maketh many friends; but the poor is separated from his neighbour. شاهد لئیم انصاف را استهزا می‌کند، و دهان شریران گناه را می‌بلعد.قصاص به جهت استهزاکنندگان مهیااست، و تازیانه‌ها برای پشت احمقان. bible_en_fa A false witness shall not be unpunished, and he that speaketh lies shall not escape. قصاص به جهت استهزاکنندگان مهیااست، و تازیانه‌ها برای پشت احمقان. bible_en_fa Many will intreat the favour of the prince: and every man is a friend to him that giveth gifts. شراب استهزا می‌کند و مسکرات عربده می‌آورد، و هر‌که به آن فریفته شود حکیم نیست. bible_en_fa All the brethren of the poor do hate him: how much more do his friends go far from him? he pursueth them with words, yet they are wanting to him. هیبت پادشاه مثل غرش شیر است، و هر‌که خشم او را به هیجان آورد، به‌جان خود خطامی ورزد. bible_en_fa He that getteth wisdom loveth his own soul: he that keepeth understanding shall find good. از نزاع دور شدن برای انسان عزت است، اماهر مرد احمق مجادله می‌کند. bible_en_fa A false witness shall not be unpunished, and he that speaketh lies shall perish. مرد کاهل به‌سبب زمستان شیار نمی کند، لهذا در موسم حصاد گدایی می‌کند و نمی یابد. bible_en_fa Delight is not seemly for a fool; much less for a servant to have rule over princes. مشورت در دل انسان آب عمیق است، امامرد فهیم آن را می‌کشد. bible_en_fa The discretion of a man deferreth his anger; and it is his glory to pass over a transgression. بسا کسانند که هر یک احسان خویش رااعلام می‌کنند، اما مرد امین را کیست که پیدا کند. bible_en_fa The king's wrath is as the roaring of a lion; but his favour is as dew upon the grass. مرد عادل که به کاملیت خود سلوک نماید، پسرانش بعد از او خجسته خواهند شد. bible_en_fa A foolish son is the calamity of his father: and the contentions of a wife are a continual dropping. پادشاهی که بر کرسی داوری نشیند، تمامی بدی را از چشمان خود پراکنده می‌سازد. bible_en_fa House and riches are the inheritance of fathers and a prudent wife is from the LORD. کیست که تواند گوید: «دل خود را طاهرساختم، و از گناه خویش پاک شدم.» bible_en_fa Slothfulness casteth into a deep sleep; and an idle soul shall suffer hunger. سنگهای مختلف و پیمانه های مختلف، هر دوی آنها نزد خداوند مکروه است. bible_en_fa He that keepeth the commandment keepeth his own soul; but he that despiseth his ways shall die. طفل نیز از افعالش شناخته می‌شود، که آیااعمالش پاک و راست است یا نه. bible_en_fa He that hath pity upon the poor lendeth unto the LORD; and that which he hath given will he pay him again. گوش شنوا و چشم بینا، خداوند هر دو آنهارا آفریده است. bible_en_fa Chasten thy son while there is hope, and let not thy soul spare for his crying. خواب را دوست مدار مبادا فقیر شوی. چشمان خود را باز کن تا از نان سیر گردی. bible_en_fa A man of great wrath shall suffer punishment: for if thou deliver him, yet thou must do it again. مشتری می‌گوید بد است، بد است، اماچون رفت آنگاه فخر می‌کند. bible_en_fa Hear counsel, and receive instruction, that thou mayest be wise in thy latter end. طلا هست و لعلها بسیار، اما لبهای معرفت جواهر گرانبها است. bible_en_fa There are many devices in a man's heart; nevertheless the counsel of the LORD, that shall stand. جامه آنکس را بگیر که به جهت غریب ضامن است، و او را به رهن بگیر که ضامن بیگانگان است. bible_en_fa The desire of a man is his kindness: and a poor man is better than a liar. نان فریب برای انسان لذیذ است، اما بعد دهانش از سنگ ریزه‌ها پر خواهد شد. bible_en_fa The fear of the LORD tendeth to life: and he that hath it shall abide satisfied; he shall not be visited with evil. فکرها به مشورت محکم می‌شود، و باحسن تدبیر جنگ نما. bible_en_fa A slothful man hideth his hand in his bosom, and will not so much as bring it to his mouth again. کسی‌که به نمامی گردش کند اسرار را فاش می‌نماید، لهذا با کسی‌که لبهای خود را می‌گشایدمعاشرت منما. bible_en_fa Smite a scorner, and the simple will beware: and reprove one that hath understanding, and he will understand knowledge. هر‌که پدر و مادر خود را لعنت کندچراغش در ظلمت غلیظ خاموش خواهد شد. bible_en_fa He that wasteth his father, and chaseth away his mother, is a son that causeth shame, and bringeth reproach. اموالی که اولا به تعجیل حاصل می‌شود، عاقبتش مبارک نخواهد شد. bible_en_fa Cease, my son, to hear the instruction that causeth to err from the words of knowledge. مگو که از بدی انتقام خواهم کشید، بلکه برخداوند توکل نما و تو را نجات خواهد داد. bible_en_fa An ungodly witness scorneth judgment: and the mouth of the wicked devoureth iniquity. سنگهای مختلف نزد خداوند مکروه است، و ترازوهای متقلب نیکو نیست. bible_en_fa Judgments are prepared for scorners, and stripes for the back of fools. قدمهای انسان از خداوند است، پس مردراه خود را چگونه بفهمد؟ bible_en_fa Wine is a mocker, strong drink is raging: and whosoever is deceived thereby is not wise. شخصی که چیزی را به تعجیل مقدس می‌گوید، و بعد از نذر کردن استفسار می‌کند، دردام می‌افتد. bible_en_fa The fear of a king is as the roaring of a lion: whoso provoketh him to anger sinneth against his own soul. پادشاه حکیم شریران را پراکنده می‌سازد وچوم را بر ایشان می‌گرداند. bible_en_fa It is an honour for a man to cease from strife: but every fool will be meddling. روح انسان، چراغ خداوند است که تمامی عمقهای دل را تفتیش می‌نماید. bible_en_fa The sluggard will not plow by reason of the cold; therefore shall he beg in harvest, and have nothing. رحمت و راستی پادشاه را محافظت می‌کند، و کرسی او به رحمت پایدار خواهد ماند. bible_en_fa Counsel in the heart of man is like deep water; but a man of understanding will draw it out. جلال جوانان قوت ایشان است، و عزت پیران موی سفید.ضربهای سخت از بدی طاهر می‌کند وتازیانه‌ها به عمق دل فرو می‌رود. bible_en_fa Most men will proclaim every one his own goodness: but a faithful man who can find? ضربهای سخت از بدی طاهر می‌کند وتازیانه‌ها به عمق دل فرو می‌رود. bible_en_fa The just man walketh in his integrity: his children are blessed after him. دل پادشاه مثل نهرهای آب در دست خداوند است، آن را به هر سو که بخواهد برمی گرداند. bible_en_fa A king that sitteth in the throne of judgment scattereth away all evil with his eyes. هر راه انسان در نظر خودش راست است، اماخداوند دلها را می‌آزماید. bible_en_fa Who can say, I have made my heart clean, I am pure from my sin? عدالت و انصاف را بجا آوردن، نزد خداونداز قربانی‌ها پسندیده تر است. bible_en_fa Divers weights, and divers measures, both of them are alike abomination to the LORD. چشمان بلند و دل متکبر و چراغ شریران، گناه است. bible_en_fa Even a child is known by his doings, whether his work be pure, and whether it be right. فکرهای مرد زرنگ تمام به فراخی می‌انجامد، اما هر‌که عجول باشد برای احتیاج تعجیل می‌کند. bible_en_fa The hearing ear, and the seeing eye, the LORD hath made even both of them. تحصیل گنجها به زبان دروغگو، بخاری است بر هوا شده برای جویندگان موت. bible_en_fa Love not sleep, lest thou come to poverty; open thine eyes, and thou shalt be satisfied with bread. ظلم شریران ایشان را به هلاکت می‌اندازد، زیرا که از بجا آوردن انصاف ابا می‌نمایند. bible_en_fa It is naught, it is naught, saith the buyer: but when he is gone his way, then he boasteth. طریق مردی که زیر بار (گناه ) باشد بسیار کج است، اما اعمال مرد طاهر، مستقیم است. bible_en_fa There is gold, and a multitude of rubies: but the lips of knowledge are a precious jewel. در زاویه پشت بام ساکن شدن بهتر است، ازساکن بودن با زن ستیزه گر در خانه مشترک. bible_en_fa Take his garment that is surety for a stranger: and take a pledge of him for a strange woman. جان شریر مشتاق شرارت است، و برهمسایه خود ترحم نمی کند. bible_en_fa Bread of deceit is sweet to a man; but afterwards his mouth shall be filled with gravel. چون استهزاکننده سیاست یابد جاهلان حکمت می‌آموزند، و چون مرد حکیم تربیت یابد معرفت را تحصیل می‌نماید. bible_en_fa Every purpose is established by counsel: and with good advice make war. مرد عادل در خانه شریر تامل می‌کند که چگونه اشرار به تباهی واژگون می‌شوند. bible_en_fa He that goeth about as a talebearer revealeth secrets: therefore meddle not with him that flattereth with his lips. هر‌که گوش خود را از فریاد فقیر می‌بندد، او نیز فریاد خواهد کرد و مستجاب نخواهد شد. bible_en_fa Whoso curseth his father or his mother, his lamp shall be put out in obscure darkness. هدیه‌ای در خفا خشم را فرو می‌نشاند، ورشوه‌ای در بغل، غضب سخت را. bible_en_fa An inheritance may be gotten hastily at the beginning; but the end thereof shall not be blessed. انصاف کردن خرمی عادلان است، اما باعث پریشانی بدکاران می‌باشد. bible_en_fa Say not thou, I will recompense evil; but wait on the LORD, and he shall save thee. هر‌که از طریق تعقل گمراه شود، درجماعت مردگان ساکن خواهد گشت. bible_en_fa Divers weights are an abomination unto the LORD; and a false balance is not good. هر‌که عیش را دوست دارد محتاج خواهدشد، و هر‌که شراب و روغن را دوست دارددولتمند نخواهد گردید. bible_en_fa Man's goings are of the LORD; how can a man then understand his own way? شریران فدیه عادلان می‌شوند وخیانتکاران به عوض راستان. bible_en_fa It is a snare to the man who devoureth that which is holy, and after vows to make inquiry. در زمین بایر ساکن بودن بهتر است از بودن با زن ستیزه گر و جنگجوی. bible_en_fa A wise king scattereth the wicked, and bringeth the wheel over them. در منزل حکیمان خزانه مرغوب و روغن است، اما مرد احمق آنها را تلف می‌کند. bible_en_fa The spirit of man is the candle of the LORD, searching all the inward parts of the belly. هر‌که عدالت و رحمت را متابعت کند، حیات و عدالت و جلال خواهد یافت. bible_en_fa Mercy and truth preserve the king: and his throne is upholden by mercy. مرد حکیم به شهر جباران برخواهد آمد، وقلعه اعتماد ایشان را به زیر می‌اندازد. bible_en_fa The glory of young men is their strength: and the beauty of old men is the gray head. هر‌که دهان و زبان خویش را نگاه دارد، جان خود را از تنگیها محافظت می‌نماید. bible_en_fa The blueness of a wound cleanseth away evil: so do stripes the inward parts of the belly. مرد متکبر و مغرور مسمی به استهزاکننده می‌شود، و به افزونی تکبر عمل می‌کند. bible_en_fa The king's heart is in the hand of the LORD, as the rivers of water: he turneth it whithersoever he will. شهوت مرد کاهل او را می‌کشد، زیرا که دستهایش از کار کردن ابا می‌نماید. bible_en_fa Every way of a man is right in his own eyes: but the LORD pondereth the hearts. هستند که همه اوقات به شدت حریص می‌باشند، اما مرد عادل بذل می‌کند و امساک نمی نماید. bible_en_fa To do justice and judgment is more acceptable to the LORD than sacrifice. قربانی های شریران مکروه است، پس چندمرتبه زیاده هنگامی که به عوض بدی آنها رامی گذرانند. bible_en_fa An high look, and a proud heart, and the plowing of the wicked, is sin. شاهد دروغگو هلاک می‌شود، اما کسی‌که استماع نماید به راستی تکلم خواهد کرد. bible_en_fa The thoughts of the diligent tend only to plenteousness; but of every one that is hasty only to want. مرد شریر روی خود را بی‌حیا می‌سازد، ومرد راست، طریق خویش را مستحکم می‌کند. bible_en_fa The getting of treasures by a lying tongue is a vanity tossed to and fro of them that seek death. حکمتی نیست و نه فطانتی و نه مشورتی که به ضد خداوند به‌کار آید.اسب برای روز جنگ مهیا است، اما نصرت از جانب خداوند است. bible_en_fa The robbery of the wicked shall destroy them; because they refuse to do judgment. اسب برای روز جنگ مهیا است، اما نصرت از جانب خداوند است. bible_en_fa The way of man is froward and strange: but as for the pure, his work is right. نیک نامی از کثرت دولتمندی افضل است، و فیض از نقره و طلا بهتر. bible_en_fa It is better to dwell in a corner of the housetop, than with a brawling woman in a wide house. دولتمند و فقیر با هم ملاقات می‌کنند، آفریننده هر دوی ایشان خداوند است. bible_en_fa The soul of the wicked desireth evil: his neighbour findeth no favour in his eyes. مرد زیرک، بلا را می‌بیند و خویشتن رامخفی می‌سازد و جاهلان می‌گذرند و در عقوبت گرفتار می‌شوند. bible_en_fa When the scorner is punished, the simple is made wise: and when the wise is instructed, he receiveth knowledge. جزای تواضع و خداترسی، دولت و جلال وحیات‌است. bible_en_fa The righteous man wisely considereth the house of the wicked: but God overthroweth the wicked for their wickedness. خارها و دامها در راه کجروان است، اما هرکه جان خود را نگاه دارد از آنها دور می‌شود. bible_en_fa Whoso stoppeth his ears at the cry of the poor, he also shall cry himself, but shall not be heard. طفل را در راهی که باید برود تربیت نما، وچون پیر هم شود از آن انحراف نخواهد ورزید. bible_en_fa A gift in secret pacifieth anger: and a reward in the bosom strong wrath. توانگر بر فقیر تسلط دارد، و مدیون غلام طلب کار می‌باشد. bible_en_fa It is joy to the just to do judgment: but destruction shall be to the workers of iniquity. هر‌که ظلم بکارد بلا خواهد دروید، وعصای غضبش زایل خواهد شد. bible_en_fa The man that wandereth out of the way of understanding shall remain in the congregation of the dead. شخصی که نظر او باز باشد مبارک خواهدبود، زیرا که از نان خود به فقرا می‌دهد. bible_en_fa He that loveth pleasure shall be a poor man: he that loveth wine and oil shall not be rich. استهزاکننده را دور نما و نزاع رفع خواهدشد، و مجادله و خجالت ساکت خواهد گردید. bible_en_fa The wicked shall be a ransom for the righteous, and the transgressor for the upright. هر‌که طهارت دل را دوست دارد، و لبهای ظریف دارد پادشاه دوست او می‌باشد. bible_en_fa It is better to dwell in the wilderness, than with a contentious and an angry woman. چشمان خداوند معرفت را نگاه می‌دارد وسخنان خیانتکاران را باطل می‌سازد. bible_en_fa There is treasure to be desired and oil in the dwelling of the wise; but a foolish man spendeth it up. مرد کاهل می‌گوید شیر بیرون است، و درکوچه‌ها کشته می‌شوم. bible_en_fa He that followeth after righteousness and mercy findeth life, righteousness, and honour. دهان زنان بیگانه چاه عمیق است، و هر‌که مغضوب خداوند باشد در آن خواهد افتاد. bible_en_fa A wise man scaleth the city of the mighty, and casteth down the strength of the confidence thereof. حماقت در دل طفل بسته شده است، اماچوب تادیب آن را از او دور خواهد کرد. bible_en_fa Whoso keepeth his mouth and his tongue keepeth his soul from troubles. هر‌که بر فقیر برای فایده خویش ظلم نماید، و هر‌که به دولتمندان ببخشد البته محتاج خواهد شد. bible_en_fa Proud and haughty scorner is his name, who dealeth in proud wrath. گوش خود را فرا داشته، کلام حکما رابشنو، و دل خود را به تعلیم من مایل گردان، bible_en_fa The desire of the slothful killeth him; for his hands refuse to labour. زیرا پسندیده است که آنها را در دل خودنگاه داری، و بر لبهایت جمیع ثابت ماند، bible_en_fa He coveteth greedily all the day long: but the righteous giveth and spareth not. تا اعتماد تو بر خداوند باشد. امروز تو راتعلیم دادم، bible_en_fa The sacrifice of the wicked is abomination: how much more, when he bringeth it with a wicked mind? آ�ا امور شریف را برای تو ننوشتم؟ شامل بر مشورت معرفت، bible_en_fa A false witness shall perish: but the man that heareth speaketh constantly. تا قانون کلام راستی را اعلام نمایم، و توکلام راستی را نزد فرستندگان خود پس ببری؟ bible_en_fa A wicked man hardeneth his face: but as for the upright, he directeth his way. فقیر را از آن جهت که ذلیل است تاراج منما، و مسکین را در دربار، ستم مرسان، bible_en_fa There is no wisdom nor understanding nor counsel against the LORD. زیرا خداوند دعوی ایشان را فیصل خواهدنمود، و جان تاراج کنندگان ایشان را به تاراج خواهد داد. bible_en_fa The horse is prepared against the day of battle: but safety is of the LORD. با مرد تندخو معاشرت مکن، و با شخص کج خلق همراه مباش، bible_en_fa A good name is rather to be chosen than great riches, and loving favour rather than silver and gold. مبادا راههای او را آموخته شوی و جان خود را در دام گرفتار سازی. bible_en_fa The rich and poor meet together: the LORD is the maker of them all. از‌جمله آنانی که دست می‌دهند مباش و نه از آنانی که برای قرضها ضامن می‌شوند. bible_en_fa A prudent man foreseeth the evil, and hideth himself: but the simple pass on, and are punished. اگر چیزی نداری که ادا نمایی پس چرابستر تو را از زیرت بردارد. bible_en_fa By humility and the fear of the LORD are riches, and honour, and life. حد قدیمی را که پدرانت قرار داده اندمنتقل مساز.آیا مردی را که در شغل خویش ماهر باشدمی بینی؟ او در حضور پادشاهان خواهد ایستاد، پیش پست فطرتان نخواهد ایستاد. bible_en_fa Thorns and snares are in the way of the froward: he that doth keep his soul shall be far from them. آیا مردی را که در شغل خویش ماهر باشدمی بینی؟ او در حضور پادشاهان خواهد ایستاد، پیش پست فطرتان نخواهد ایستاد. bible_en_fa Train up a child in the way he should go: and when he is old, he will not depart from it. چون با حاکم به غذا خوردن نشینی، درآنچه پیش روی تو است تامل نما. bible_en_fa The rich ruleth over the poor, and the borrower is servant to the lender. و اگر مرد اکول هستی کارد بر گلوی خودبگذار. bible_en_fa He that soweth iniquity shall reap vanity: and the rod of his anger shall fail. به خوراکهای لطیف او حریص مباش، زیراکه غذای فریبنده است. bible_en_fa He that hath a bountiful eye shall be blessed; for he giveth of his bread to the poor. برای دولتمند شدن خود را زحمت مرسان واز عقل خود باز ایست. bible_en_fa Cast out the scorner, and contention shall go out; yea, strife and reproach shall cease. آیا چشمان خود را بر آن خواهی دوخت که نیست می‌باشد؟ زیرا که دولت البته برای خودبالها می‌سازد، و مثل عقاب در آسمان می‌پرد. bible_en_fa He that loveth pureness of heart, for the grace of his lips the king shall be his friend. نان مرد تنگ نظر را مخور، و به جهت خوراکهای لطیف او حریص مباش. bible_en_fa The eyes of the LORD preserve knowledge, and he overthroweth the words of the transgressor. زیرا چنانکه در دل خود فکر می‌کند خود اوهمچنان است. تو را می‌گوید: بخور و بنوش، امادلش با تو نیست. bible_en_fa The slothful man saith, There is a lion without, I shall be slain in the streets. لقمه‌ای را که خورده‌ای قی خواهی کرد، وسخنان شیرین خود را بر باد خواهی داد. bible_en_fa The mouth of strange women is a deep pit: he that is abhorred of the LORD shall fall therein. به گوش احمق سخن مگو، زیرا حکمت کلامت را خوار خواهد شمرد. bible_en_fa Foolishness is bound in the heart of a child; but the rod of correction shall drive it far from him. حد قدیم را منتقل مساز، و به مزرعه یتیمان داخل مشو، bible_en_fa He that oppresseth the poor to increase his riches, and he that giveth to the rich, shall surely come to want. زیرا که ولی ایشان زورآور است، و با تو دردعوی ایشان مقاومت خواهد کرد. bible_en_fa Bow down thine ear, and hear the words of the wise, and apply thine heart unto my knowledge. دل خود را به ادب مایل گردان، و گوش خود را به کلام معرفت. bible_en_fa For it is a pleasant thing if thou keep them within thee; they shall withal be fitted in thy lips. از طفل خود تادیب را باز مدار که اگر او رابا چوب بزنی نخواهد مرد، bible_en_fa That thy trust may be in the LORD, I have made known to thee this day, even to thee. پس او را با چوب بزن، و جان او را از هاویه نجات خواهی داد. bible_en_fa Have not I written to thee excellent things in counsels and knowledge, ‌ای پسر من اگر دل تو حکیم باشد، دل من (بلی دل ) من شادمان خواهد شد. bible_en_fa That I might make thee know the certainty of the words of truth; that thou mightest answer the words of truth to them that send unto thee? و گرده هایم وجد خواهد نمود، هنگامی که لبهای تو به راستی متکلم شود. bible_en_fa Rob not the poor, because he is poor: neither oppress the afflicted in the gate: دل تو به جهت گناهکاران غیور نباشد، امابه جهت ترس خداوند تمامی روز غیور باش، bible_en_fa For the LORD will plead their cause, and spoil the soul of those that spoiled them. زیرا که البته آخرت هست، و امید تومنقطع نخواهد شد. bible_en_fa Make no friendship with an angry man; and with a furious man thou shalt not go: پس تو‌ای پسرم بشنو و حکیم باش، و دل خود را در طریق مستقیم گردان. bible_en_fa Lest thou learn his ways, and get a snare to thy soul. از زمره میگساران مباش، و از آنانی که بدنهای خود را تلف می‌کنند. bible_en_fa Be not thou one of them that strike hands, or of them that are sureties for debts. زیرا که میگسار و مسرف، فقیر می‌شود وصاحب خواب به خرقه‌ها ملبس خواهد شد. bible_en_fa If thou hast nothing to pay, why should he take away thy bed from under thee? پدر خویش را که تو را تولید نمود گوش گیر، و مادر خود را چون پیر شود خوار مشمار. bible_en_fa Remove not the ancient landmark, which thy fathers have set. راستی را بخر و آن را مفروش، و حکمت وادب و فهم را. bible_en_fa Seest thou a man diligent in his business? he shall stand before kings; he shall not stand before mean men. پدر فرزند عادل به غایت شادمان می‌شود، و والد پسر حکیم از او مسرور خواهد گشت. bible_en_fa When thou sittest to eat with a ruler, consider diligently what is before thee: پدرت و مادرت شادمان خواهند شد، ووالده تو مسرور خواهد گردید. bible_en_fa And put a knife to thy throat, if thou be a man given to appetite. ‌ای پسرم دل خود را به من بده، و چشمان تو به راههای من شاد باشد، bible_en_fa Be not desirous of his dainties: for they are deceitful meat. چونکه زن زانیه حفره‌ای عمیق است، و زن بیگانه چاه تنگ. bible_en_fa Labour not to be rich: cease from thine own wisdom. او نیز مثل راهزن در کمین می‌باشد، وخیانتکاران را در میان مردم می‌افزاید. bible_en_fa Wilt thou set thine eyes upon that which is not? for riches certainly make themselves wings; they fly away as an eagle toward heaven. وای از آن کیست و شقاوت از آن که ونزاعها از آن کدام و زاری از آن کیست وجراحت های بی‌سبب از آن که و سرخی چشمان از آن کدام؟ bible_en_fa Eat thou not the bread of him that hath an evil eye, neither desire thou his dainty meats: آنانی را است که شرب مدام می‌نمایند، و برای چشیدن شراب ممزوج داخل می‌شوند. bible_en_fa For as he thinketh in his heart, so is he: Eat and drink, saith he to thee; but his heart is not with thee. به شراب نگاه مکن وقتی که سرخ‌فام است، حینی که حبابهای خود را در جام ظاهر می‌سازد، و به ملایمت فرو می‌رود. bible_en_fa The morsel which thou hast eaten shalt thou vomit up, and lose thy sweet words. اما در آخر مثل مار خواهد گزید، و مانندافعی نیش خواهد زد. bible_en_fa Speak not in the ears of a fool: for he will despise the wisdom of thy words. چشمان تو چیزهای غریب را خواهد دید، و دل تو به چیزهای کج تنطق خواهد نمود، bible_en_fa Remove not the old landmark; and enter not into the fields of the fatherless: و مثل کسی‌که در میان دریا می‌خوابدخواهی شد، یا مانند کسی‌که بر سر دکل کشتی می‌خسبد،و خواهی گفت: مرا زدند لیکن درد رااحساس نکردم، مرا زجر نمودند لیکن نفهمیدم. پس کی بیدار خواهم شد؟ همچنین معاودت می‌کنم و بار دیگر آن را می‌طلبم. bible_en_fa For their redeemer is mighty; he shall plead their cause with thee. و خواهی گفت: مرا زدند لیکن درد رااحساس نکردم، مرا زجر نمودند لیکن نفهمیدم. پس کی بیدار خواهم شد؟ همچنین معاودت می‌کنم و بار دیگر آن را می‌طلبم. bible_en_fa Apply thine heart unto instruction, and thine ears to the words of knowledge. بر مردان شریر حسد مبر، و آرزو مدارتا با ایشان معاشرت نمایی، bible_en_fa Withhold not correction from the child: for if thou beatest him with the rod, he shall not die. زیرا که دل ایشان در ظلم تفکر می‌کند ولبهای ایشان درباره مشقت تکلم می‌نماید. bible_en_fa Thou shalt beat him with the rod, and shalt deliver his soul from hell. خانه به حکمت بنا می‌شود، و با فطانت استوار می‌گردد، bible_en_fa My son, if thine heart be wise, my heart shall rejoice, even mine. و به معرفت اطاقها پر می‌شود، از هر گونه اموال گرانبها و نفایس. bible_en_fa Yea, my reins shall rejoice, when thy lips speak right things. مرد حکیم در قدرت می‌ماند، و صاحب معرفت در توانایی ترقی می‌کند، bible_en_fa Let not thine heart envy sinners: but be thou in the fear of the LORD all the day long. زیرا که با حسن تدبیر باید جنگ بکنی، و ازکثرت مشورت دهندگان نصرت است. bible_en_fa For surely there is an end; and thine expectation shall not be cut off. حکمت برای احمق زیاده بلند است، دهان خود را در دربار باز نمی کند. bible_en_fa Hear thou, my son, and be wise, and guide thine heart in the way. هر‌که برای بدی تفکر می‌کند، او را فتنه انگیزمی گویند. bible_en_fa Be not among winebibbers; among riotous eaters of flesh: فکر احمقان گناه است، و استهزاکننده نزد آدمیان مکروه است. bible_en_fa For the drunkard and the glutton shall come to poverty: and drowsiness shall clothe a man with rags. اگر در روز تنگی سستی نمایی، قوت توتنگ می‌شود. bible_en_fa Hearken unto thy father that begat thee, and despise not thy mother when she is old. آنانی را که برای موت برده شوند خلاص کن، و از رهانیدن آنانی که برای قتل مهیااندکوتاهی منما. bible_en_fa Buy the truth, and sell it not; also wisdom, and instruction, and understanding. اگر گویی که این را ندانستیم، آیا آزماینده دلها نمی فهمد؟ و حافظ جان تو نمی داند؟ و به هرکس برحسب اعمالش مکافات نخواهد داد؟ bible_en_fa The father of the righteous shall greatly rejoice: and he that begetteth a wise child shall have joy of him. ‌ای پسر من عسل را بخور زیرا که خوب است، و‌شان عسل را چونکه به کامت شیرین است. bible_en_fa Thy father and thy mother shall be glad, and she that bare thee shall rejoice. همچنین حکمت را برای جان خود بیاموز، اگر آن را بیابی آنگاه اجرت خواهد بود، و امید تومنقطع نخواهد شد. bible_en_fa My son, give me thine heart, and let thine eyes observe my ways. ‌ای شریر برای منزل مرد عادل در کمین مباش، و آرامگاه او را خراب مکن، bible_en_fa For a whore is a deep ditch; and a strange woman is a narrow pit. زیرا مرد عادل اگر‌چه هفت مرتبه بیفتدخواهد برخاست، اما شریران در بلا خواهندافتاد. bible_en_fa She also lieth in wait as for a prey, and increaseth the transgressors among men. چون دشمنت بیفتد شادی مکن، و چون بلغزد دلت وجد ننماید، bible_en_fa Who hath woe? who hath sorrow? who hath contentions? who hath babbling? who hath wounds without cause? who hath redness of eyes? مبادا خداوند این را ببیند و در نظرش ناپسند آید، و غضب خود را از او برگرداند. bible_en_fa They that tarry long at the wine; they that go to seek mixed wine. خویشتن را به‌سبب بدکاران رنجیده مساز، و بر شریران حسد مبر، bible_en_fa Look not thou upon the wine when it is red, when it giveth his colour in the cup, when it moveth itself aright. زیرا که به جهت بدکاران اجر نخواهد بود، و چراغ شریران خاموش خواهد گردید. bible_en_fa At the last it biteth like a serpent, and stingeth like an adder. ‌ای پسر من از خداوند و پادشاه بترس، و بامفسدان معاشرت منما، bible_en_fa Thine eyes shall behold strange women, and thine heart shall utter perverse things. زیرا که مصیبت ایشان ناگهان خواهدبرخاست، و عاقبت سالهای ایشان را کیست که بداند؟ bible_en_fa Yea, thou shalt be as he that lieth down in the midst of the sea, or as he that lieth upon the top of a mast. اینها نیز از (سخنان ) حکیمان است طرفداری در داوری نیکو نیست. bible_en_fa They have stricken me, shalt thou say, and I was not sick; they have beaten me, and I felt it not: when shall I awake? I will seek it yet again. کسی‌که به شریر بگوید تو عادل هستی، امت‌ها او را لعنت خواهند کرد و طوایف از اونفرت خواهند نمود. bible_en_fa Be not thou envious against evil men, neither desire to be with them. اما برای آنانی که او را توبیخ نمایندشادمانی خواهد بود، و برکت نیکو به ایشان خواهد رسید. bible_en_fa For their heart studieth destruction, and their lips talk of mischief. آنکه به کلام راست جواب گوید لبها رامی بوسد. bible_en_fa Through wisdom is an house builded; and by understanding it is established: کار خود را در خارج آراسته کن، و آن را درملک مهیا ساز، و بعد از آن خانه خویش را بنا نما. bible_en_fa And by knowledge shall the chambers be filled with all precious and pleasant riches. بر همسایه خود بی‌جهت شهادت مده، و بالبهای خود فریب مده، bible_en_fa A wise man is strong; yea, a man of knowledge increaseth strength. و مگو به طوری که او به من عمل کرد من نیزبا وی عمل خواهم نمود، و مرد را بر‌حسب اعمالش پاداش خواهم داد. bible_en_fa For by wise counsel thou shalt make thy war: and in multitude of counsellers there is safety. از مزرعه مرد کاهل، و از تاکستان شخص ناقص العقل گذشتم. bible_en_fa Wisdom is too high for a fool: he openeth not his mouth in the gate. و اینک بر تمامی آن خارها می‌رویید، وخس تمامی روی آن را می‌پوشانید، و دیوارسنگیش خراب شده بود، bible_en_fa He that deviseth to do evil shall be called a mischievous person. پس من نگریسته متفکر شدم، ملاحظه کردم و ادب آموختم. bible_en_fa The thought of foolishness is sin: and the scorner is an abomination to men. اندکی خفت و اندکی خواب، و اندکی بر هم نهادن دستها به جهت خواب.پس فقر تو مثل راهزن بر تو خواهد آمد، ونیازمندی تو مانند مرد مسلح. bible_en_fa If thou faint in the day of adversity, thy strength is small. پس فقر تو مثل راهزن بر تو خواهد آمد، ونیازمندی تو مانند مرد مسلح. bible_en_fa If thou forbear to deliver them that are drawn unto death, and those that are ready to be slain; اینها نیز از امثال سلیمان است که مردان حزقیا، پادشاه یهودا آنها را نقل نمودند. bible_en_fa If thou sayest, Behold, we knew it not; doth not he that pondereth the heart consider it? and he that keepeth thy soul, doth not he know it? and shall not he render to every man according to his works? مخفی داشتن امر جلال خدا است، و تفحص نمودن امر جلال پادشاهان است. bible_en_fa My son, eat thou honey, because it is good; and the honeycomb, which is sweet to thy taste: آسمان را در بلندیش و زمین را در عمقش، ودل پادشاهان را تفتیش نتوان نمود. bible_en_fa So shall the knowledge of wisdom be unto thy soul: when thou hast found it, then there shall be a reward, and thy expectation shall not be cut off. درد را از نقره دور کن، تا ظرفی برای زرگربیرون آید. bible_en_fa Lay not wait, O wicked man, against the dwelling of the righteous; spoil not his resting place: شریران را از حضور پادشاه دور کن، تاکرسی او در عدالت پایدار بماند. bible_en_fa For a just man falleth seven times, and riseth up again: but the wicked shall fall into mischief. در حضور پادشاه خویشتن را برمیفراز، و درجای بزرگان مایست، bible_en_fa Rejoice not when thine enemy falleth, and let not thine heart be glad when he stumbleth: زیرا بهتر است تو را گفته شود که اینجا بالابیا، از آنکه به حضور سروری که چشمانت او رادیده است تو را پایین برند. bible_en_fa Lest the LORD see it, and it displease him, and he turn away his wrath from him. برای نزاع به تعجیل بیرون مرو، مبادا درآخرش چون همسایه ات تو را خجل سازد، ندانی که چه باید کرد. bible_en_fa Fret not thyself because of evil men, neither be thou envious at the wicked; دعوی خود را با همسایه ات بکن، اما رازدیگری را فاش مساز، bible_en_fa For there shall be no reward to the evil man; the candle of the wicked shall be put out. مبادا هر‌که بشنود تو را ملامت کند، وبدنامی تو رفع نشود. bible_en_fa My son, fear thou the LORD and the king: and meddle not with them that are given to change: سخنی که در محلش گفته شود، مثل سیبهای طلا در مرصعکاری نقره است. bible_en_fa For their calamity shall rise suddenly; and who knoweth the ruin of them both? مودب حکیم برای گوش شنوا، مثل حلقه طلا و زیور زر خالص است. bible_en_fa These things also belong to the wise. It is not good to have respect of persons in judgment. رسول امین برای فرستندگان خود، چون خنکی یخ در موسم حصاد می‌باشد، زیرا که جان آقایان خود را تازه می‌کند. bible_en_fa He that saith unto the wicked, Thou are righteous; him shall the people curse, nations shall abhor him: کسی‌که از بخششهای فریبنده خود فخرمی کند، مثل ابرها و باد بی‌باران است. bible_en_fa But to them that rebuke him shall be delight, and a good blessing shall come upon them. با تحمل داور را به رای خود توان آورد، وزبان ملایم، استخوان را می‌شکند. bible_en_fa Every man shall kiss his lips that giveth a right answer. اگر عسل یافتی بقدر کفایت بخور، مبادا ازآن پر شده، قی کنی. bible_en_fa Prepare thy work without, and make it fit for thyself in the field; and afterwards build thine house. پای خود را از زیاد رفتن به خانه همسایه ات باز دار، مبادا از تو سیر شده، از تونفرت نماید. bible_en_fa Be not a witness against thy neighbour without cause; and deceive not with thy lips. کسی‌که درباره همسایه خود شهادت دروغ دهد، مثل تبرزین و شمشیر و تیر تیز است. bible_en_fa Say not, I will do so to him as he hath done to me: I will render to the man according to his work. اعتماد بر خیانتکار در روز تنگی، مثل دندان کرم زده و پای مرتعش می‌باشد. bible_en_fa I went by the field of the slothful, and by the vineyard of the man void of understanding; سراییدن سرودها برای دلتنگ، مثل کندن جامه در وقت سرما و ریختن سرکه بر شوره است. bible_en_fa And, lo, it was all grown over with thorns, and nettles had covered the face thereof, and the stone wall thereof was broken down. اگر دشمن تو گرسنه باشد او را نان بخوران، و اگر تشنه باشد او را آب بنوشان، bible_en_fa Then I saw, and considered it well: I looked upon it, and received instruction. زیرا اخگرها بر سرش خواهی انباشت، وخداوند تو را پاداش خواهد داد. bible_en_fa Yet a little sleep, a little slumber, a little folding of the hands to sleep: چنانکه باد شمال باران می‌آورد، همچنان زبان غیبتگو چهره را خشمناک می‌سازد. bible_en_fa So shall thy poverty come as one that travelleth; and thy want as an armed man. ساکن بودن در گوشه پشت بام بهتر است ازبودن با زن جنگجو در خانه مشترک. bible_en_fa These are also proverbs of Solomon, which the men of Hezekiah king of Judah copied out. خبر خوش از ولایت دور، مثل آب سردبرای جان تشنه است. bible_en_fa It is the glory of God to conceal a thing: but the honour of kings is to search out a matter. مرد عادل که پیش شریر خم شود، مثل چشمه گل آلود و منبع فاسد است. bible_en_fa The heaven for height, and the earth for depth, and the heart of kings is unsearchable. زیاد عسل خوردن خوب نیست، همچنان طلبیدن جلال خود جلال نیست.کسی‌که بر روح خود تسلط ندارد، مثل شهر منهدم و بی‌حصار است. bible_en_fa Take away the dross from the silver, and there shall come forth a vessel for the finer. کسی‌که بر روح خود تسلط ندارد، مثل شهر منهدم و بی‌حصار است. bible_en_fa Take away the wicked from before the king, and his throne shall be established in righteousness. چنانکه برف در تابستان و باران درحصاد، همچنین حرمت برای احمق شایسته نیست. bible_en_fa Put not forth thyself in the presence of the king, and stand not in the place of great men: لعنت، بی‌سبب نمی آید، چنانکه گنجشک در طیران و پرستوک در پریدن. bible_en_fa For better it is that it be said unto thee, Come up hither; than that thou shouldest be put lower in the presence of the prince whom thine eyes have seen. شلاق به جهت اسب و لگام برای الاغ، وچوب از برای پشت احمقان است. bible_en_fa Go not forth hastily to strive, lest thou know not what to do in the end thereof, when thy neighbour hath put thee to shame. احمق را موافق حماقتش جواب مده، مباداتو نیز مانند او بشوی. bible_en_fa Debate thy cause with thy neighbour himself; and discover not a secret to another: احمق را موافق حماقتش جواب بده، مباداخویشتن را حکیم بشمارد. bible_en_fa Lest he that heareth it put thee to shame, and thine infamy turn not away. هر‌که پیغامی به‌دست احمق بفرستد، پایهای خود را می‌برد و ضرر خود را می‌نوشد. bible_en_fa A word fitly spoken is like apples of gold in pictures of silver. ساقهای شخص لنگ بی‌تمکین است، ومثلی که از دهان احمق برآید همچنان است. bible_en_fa As an earring of gold, and an ornament of fine gold, so is a wise reprover upon an obedient ear. هر‌که احمق را حرمت کند، مثل کیسه جواهر در توده سنگها است. bible_en_fa As the cold of snow in the time of harvest, so is a faithful messenger to them that send him: for he refresheth the soul of his masters. مثلی که از دهان احمق برآید، مثل خاری است که در دست شخص مست رفته باشد. bible_en_fa Whoso boasteth himself of a false gift is like clouds and wind without rain. تیرانداز همه را مجروح می‌کند، همچنان است هر‌که احمق را به مزد گیرد و خطاکاران رااجیر نماید. bible_en_fa By long forbearing is a prince persuaded, and a soft tongue breaketh the bone. چنانکه سگ به قی خود برمی گردد، همچنان احمق حماقت خود را تکرار می‌کند. bible_en_fa Hast thou found honey? eat so much as is sufficient for thee, lest thou be filled therewith, and vomit it. آیا شخصی را می‌بینی که در نظر خودحکیم است، امید داشتن بر احمق از امید بر اوبیشتر است. bible_en_fa Withdraw thy foot from thy neighbour's house; lest he be weary of thee, and so hate thee. کاهل می‌گوید که شیر در راه است، و اسددر میان کوچه‌ها است. bible_en_fa A man that beareth false witness against his neighbour is a maul, and a sword, and a sharp arrow. چنانکه در بر پاشنه‌اش می‌گردد، همچنان کاهل بر بستر خویش. bible_en_fa Confidence in an unfaithful man in time of trouble is like a broken tooth, and a foot out of joint. کاهل دست خود را در قاب فرو می‌برد و ازبرآوردن آن به دهانش خسته می‌شود. bible_en_fa As he that taketh away a garment in cold weather, and as vinegar upon nitre, so is he that singeth songs to an heavy heart. کاهل در نظر خود حکیمتر است از هفت مرد که جواب عاقلانه می‌دهند. bible_en_fa If thine enemy be hungry, give him bread to eat; and if he be thirsty, give him water to drink: کسی‌که برود و در نزاعی که به او تعلق ندارد متعرض شود، مثل کسی است که گوشهای سگ را بگیرد. bible_en_fa For thou shalt heap coals of fire upon his head, and the LORD shall reward thee. آدم دیوانه‌ای که مشعلها و تیرها و موت رامی اندازد، bible_en_fa The north wind driveth away rain: so doth an angry countenance a backbiting tongue. مثل کسی است که همسایه خود را فریب دهد، و می‌گوید آیا شوخی نمی کردم؟ bible_en_fa It is better to dwell in the corner of the housetop, than with a brawling woman and in a wide house. از نبودن هیزم آتش خاموش می‌شود، و ازنبودن نمام منازعه ساکت می‌گردد. bible_en_fa As cold waters to a thirsty soul, so is good news from a far country. زغال برای اخگرها و هیزم برای آتش است، و مرد فتنه انگیز به جهت برانگیختن نزاع. bible_en_fa A righteous man falling down before the wicked is as a troubled fountain, and a corrupt spring. سخنان نمام مثل خوراک لذیذ است، که به عمقهای دل فرو می‌رود. bible_en_fa It is not good to eat much honey: so for men to search their own glory is not glory. لبهای پرمحبت با دل شریر، مثل نقره‌ای پردرد است که بر ظرف سفالین اندوده شود. bible_en_fa He that hath no rule over his own spirit is like a city that is broken down, and without walls. هر‌که بغض دارد با لبهای خود نیرنگ می‌نماید، و در دل خود فریب را ذخیره می‌کند. bible_en_fa As snow in summer, and as rain in harvest, so honour is not seemly for a fool. هنگامی که سخن نیکو گوید، او را باور مکن زیرا که در قلبش هفت چیز مکروه است. bible_en_fa As the bird by wandering, as the swallow by flying, so the curse causeless shall not come. هر‌چند بغض او به حیله مخفی شود، اماخباثت او در میان جماعت ظاهر خواهد گشت. bible_en_fa A whip for the horse, a bridle for the ass, and a rod for the fool's back. هر‌که حفره‌ای بکند در آن خواهد افتاد، وهر‌که سنگی بغلطاند بر او خواهد برگشت.زبان دروغگو از مجروح شدگان خود نفرت دارد، و دهان چاپلوس هلاکت را ایجاد می‌کند. bible_en_fa Answer not a fool according to his folly, lest thou also be like unto him. زبان دروغگو از مجروح شدگان خود نفرت دارد، و دهان چاپلوس هلاکت را ایجاد می‌کند. bible_en_fa Answer a fool according to his folly, lest he be wise in his own conceit. درباره فردا فخر منما، زیرا نمی دانی که روز چه خواهد زایید. bible_en_fa He that sendeth a message by the hand of a fool cutteth off the feet, and drinketh damage. دیگری تو را بستاید و نه دهان خودت، غریبی و نه لبهای تو. bible_en_fa The legs of the lame are not equal: so is a parable in the mouth of fools. سنگ سنگین است و ریگ ثقیل، اما خشم احمق از هر دوی آنها سنگینتر است. bible_en_fa As he that bindeth a stone in a sling, so is he that giveth honour to a fool. غضب ستم کیش است و خشم سیل، اماکیست که در برابر حسد تواند ایستاد. bible_en_fa As a thorn goeth up into the hand of a drunkard, so is a parable in the mouth of fools. تنبیه آشکار از محبت پنهان بهتر است. bible_en_fa The great God that formed all things both rewardeth the fool, and rewardeth transgressors. جراحات دوست وفادار است، اما بوسه های دشمن افراط است. bible_en_fa As a dog returneth to his vomit, so a fool returneth to his folly. شکم سیر از‌شان عسل کراهت دارد، امابرای شکم گرسنه هر تلخی شیرین است. bible_en_fa Seest thou a man wise in his own conceit? there is more hope of a fool than of him. کسی‌که از مکان خود آواره بشود، مثل گنجشکی است که از آشیانه‌اش آواره گردد. bible_en_fa The slothful man saith, There is a lion in the way; a lion is in the streets. روغن و عطر دل را شاد می‌کند، همچنان حلاوت دوست از مشورت دل. bible_en_fa As the door turneth upon his hinges, so doth the slothful upon his bed. دوست خود و دوست پدرت را ترک منما، و در روز مصیبت خود به خانه برادرت داخل مشو، زیرا که همسایه نزدیک از برادر دور بهتراست. bible_en_fa The slothful hideth his hand in his bosom; it grieveth him to bring it again to his mouth. ‌ای پسر من حکمت بیاموز و دل مرا شادکن، تا ملامت کنندگان خود را مجاب سازم. bible_en_fa The sluggard is wiser in his own conceit than seven men that can render a reason. مرد زیرک، بلا را می‌بیند و خویشتن رامخفی می‌سازد، اما جاهلان می‌گذرند و درعقوبت گرفتار می‌شوند. bible_en_fa He that passeth by, and meddleth with strife belonging not to him, is like one that taketh a dog by the ears. جامه آن کس را بگیر که به جهت غریب ضامن است، و او را به رهن بگیر که ضامن بیگانگان است. bible_en_fa As a mad man who casteth firebrands, arrows, and death, کسی‌که صبح زود برخاسته، دوست خودرا به آواز بلند برکت دهد، از برایش لعنت محسوب می‌شود. bible_en_fa So is the man that deceiveth his neighbour, and saith, Am not I in sport? چکیدن دائمی آب در روز باران، و زن ستیزه‌جو مشابه‌اند. bible_en_fa Where no wood is, there the fire goeth out: so where there is no talebearer, the strife ceaseth. هرکه او را باز‌دارد مثل کسی است که باد رانگاه دارد، یا روغن را که در دست راست خودگرفته باشد. bible_en_fa As coals are to burning coals, and wood to fire; so is a contentious man to kindle strife. آهن، آهن را تیز می‌کند، همچنین مرد روی دوست خود را تیز می‌سازد. bible_en_fa The words of a talebearer are as wounds, and they go down into the innermost parts of the belly. هر‌که درخت انجیر را نگاه دارد میوه‌اش راخواهد خورد، و هر‌که آقای خود را ملازمت نماید محترم خواهد شد، bible_en_fa Burning lips and a wicked heart are like a potsherd covered with silver dross. چنانکه در آب صورت به صورت است، همچنان دل انسان به انسان. bible_en_fa He that hateth dissembleth with his lips, and layeth up deceit within him; هاویه و ابدون سیر نمی شوند، همچنان چشمان انسان سیر نخواهند شد. bible_en_fa When he speaketh fair, believe him not: for there are seven abominations in his heart. بوته برای نقره و کوره به جهت طلاست، همچنان انسان از دهان ستایش کنندگان خود(آزموده می‌شود). bible_en_fa Whose hatred is covered by deceit, his wickedness shall be shewed before the whole congregation. احمق را میان بلغور در هاون با دسته بکوب، و حماقتش از آن بیرون نخواهد رفت. bible_en_fa Whoso diggeth a pit shall fall therein: and he that rolleth a stone, it will return upon him. به حالت گله خود نیکو توجه نما، و دل خود را به رمه خود مشغول ساز، bible_en_fa A lying tongue hateth those that are afflicted by it; and a flattering mouth worketh ruin. زیرا که دولت دائمی نیست، و تاج هم نسلابعد نسل (پایدار) نی. bible_en_fa Boast not thyself of to morrow; for thou knowest not what a day may bring forth. علف را می‌برند و گیاه سبز می‌روید، وعلوفه کوهها جمع می‌شود، bible_en_fa Let another man praise thee, and not thine own mouth; a stranger, and not thine own lips. بره‌ها برای لباس تو، و بزها به جهت اجاره زمین به‌کار می‌آیند،و شیر بزها برای خوراک تو و خوراک خاندانت، و معیشت کنیزانت کفایت خواهد کرد. bible_en_fa A stone is heavy, and the sand weighty; but a fool's wrath is heavier than them both. و شیر بزها برای خوراک تو و خوراک خاندانت، و معیشت کنیزانت کفایت خواهد کرد. bible_en_fa Wrath is cruel, and anger is outrageous; but who is able to stand before envy? تعاقب کننده‌ای نیست، اما عادلان مثل شیر شجاعند. bible_en_fa Open rebuke is better than secret love. از معصیت اهل زمین حاکمانش بسیارمی شوند، اما مرد فهیم و دانا استقامتش برقرارخواهد ماند. bible_en_fa Faithful are the wounds of a friend; but the kisses of an enemy are deceitful. مرد رئیس که بر مسکینان ظلم می‌کند مثل باران است که سیلان کرده، خوراک باقی نگذارد. bible_en_fa The full soul loatheth an honeycomb; but to the hungry soul every bitter thing is sweet. هر‌که شریعت را ترک می‌کند شریران رامی ستاید، اما هر‌که شریعت را نگاه دارد از ایشان نفرت دارد. bible_en_fa As a bird that wandereth from her nest, so is a man that wandereth from his place. مردمان شریر انصاف را درک نمی نمایند، اماطالبان خداوند همه‌چیز را می‌فهمند. bible_en_fa Ointment and perfume rejoice the heart: so doth the sweetness of a man's friend by hearty counsel. فقیری که در کاملیت خود سلوک نماید بهتراست از کج رونده دو راه اگر‌چه دولتمند باشد. bible_en_fa Thine own friend, and thy father's friend, forsake not; neither go into thy brother's house in the day of thy calamity: for better is a neighbour that is near than a brother far off. هر‌که شریعت را نگاه دارد پسری حکیم است، اما مصاحب مسرفان، پدر خویش را رسوامی سازد. bible_en_fa My son, be wise, and make my heart glad, that I may answer him that reproacheth me. هر‌که مال خود را به ربا و سود بیفزاید، آن رابرای کسی‌که بر فقیران ترحم نماید، جمع می‌نماید. bible_en_fa A prudent man foreseeth the evil, and hideth himself; but the simple pass on, and are punished. هر‌که گوش خود را از شنیدن شریعت برگرداند، دعای او هم مکروه می‌شود. bible_en_fa Take his garment that is surety for a stranger, and take a pledge of him for a strange woman. هر‌که راستان را به راه بد گمراه کند به حفره خود خواهد افتاد، اما صالحان نصیب نیکوخواهند یافت. bible_en_fa He that blesseth his friend with a loud voice, rising early in the morning, it shall be counted a curse to him. مرد دولتمند در نظر خود حکیم است، امافقیر خردمند او را تفتیش خواهد نمود. bible_en_fa A continual dropping in a very rainy day and a contentious woman are alike. چون عادلان شادمان شوند فخر عظیم است، اما چون شریران برافراشته شوند مردمان خود را مخفی می‌سازند. bible_en_fa Whosoever hideth her hideth the wind, and the ointment of his right hand, which bewrayeth itself. هر‌که گناه خود را بپوشاند برخوردارنخواهد شد، اما هر‌که آن را اعتراف کند و ترک نماید رحمت خواهد یافت. bible_en_fa Iron sharpeneth iron; so a man sharpeneth the countenance of his friend. خوشابحال کسی‌که دائم می‌ترسد، اما هرکه دل خود را سخت سازد به بلا گرفتار خواهدشد. bible_en_fa Whoso keepeth the fig tree shall eat the fruit thereof: so he that waiteth on his master shall be honoured. حاکم شریر بر قوم مسکین، مثل شیر غرنده و خرس گردنده است. bible_en_fa As in water face answereth to face, so the heart of man to man. حاکم ناقص العقل بسیار ظلم می‌کند، اماهر‌که از رشوه نفرت کند عمر خود را درازخواهد ساخت. bible_en_fa Hell and destruction are never full; so the eyes of man are never satisfied. کسی‌که متحمل بار خون شخصی شود، به هاویه می‌شتابد. زنهار کسی او را باز ندارد. bible_en_fa As the fining pot for silver, and the furnace for gold; so is a man to his praise. هر‌که به استقامت سلوک نماید رستگارخواهد شد، اما هر‌که در دو راه کج رو باشد دریکی از آنها خواهد افتاد. bible_en_fa Though thou shouldest bray a fool in a mortar among wheat with a pestle, yet will not his foolishness depart from him. هر‌که زمین خود را زرع نماید از نان سیرخواهد شد، اما هر‌که پیروی باطلان کند از فقرسیر خواهد شد. bible_en_fa Be thou diligent to know the state of thy flocks, and look well to thy herds. مرد امین برکت بسیار خواهد یافت، اماآنکه در‌پی دولت می‌شتابد بی‌سزا نخواهد ماند. bible_en_fa For riches are not for ever: and doth the crown endure to every generation? طرفداری نیکو نیست، و به جهت لقمه‌ای نان، آدمی خطاکار می‌شود. bible_en_fa The hay appeareth, and the tender grass sheweth itself, and herbs of the mountains are gathered. مرد تنگ نظر در‌پی دولت می‌شتابد ونمی داند که نیازمندی او را درخواهد یافت. bible_en_fa The lambs are for thy clothing, and the goats are the price of the field. کسی‌که آدمی را تنبیه نماید، آخر شکرخواهد یافت، بیشتر از آنکه به زبان خودچاپلوسی می‌کند. bible_en_fa And thou shalt have goats' milk enough for thy food, for the food of thy household, and for the maintenance for thy maidens. کسی‌که پدر و مادر خود را غارت نماید وگوید گناه نیست، مصاحب هلاک کنندگان خواهدشد. bible_en_fa The wicked flee when no man pursueth: but the righteous are bold as a lion. مرد حریص نزاع را برمی انگیزاند، اما هر‌که بر خداوند توکل نماید قوی خواهد شد. bible_en_fa For the transgression of a land many are the princes thereof: but by a man of understanding and knowledge the state thereof shall be prolonged. آنکه بر دل خود توکل نماید احمق می‌باشد، اما کسی‌که به حکمت سلوک نمایدنجات خواهد یافت. bible_en_fa A poor man that oppresseth the poor is like a sweeping rain which leaveth no food. هر‌که به فقرا بذل نماید محتاج نخواهدشد، اما آنکه چشمان خود را بپوشاند لعنت بسیارخواهد یافت.وقتی که شریران برافراشته شوند مردم خویشتن را پنهان می‌کنند، اما چون ایشان هلاک شوند عادلان افزوده خواهند شد. bible_en_fa They that forsake the law praise the wicked: but such as keep the law contend with them. وقتی که شریران برافراشته شوند مردم خویشتن را پنهان می‌کنند، اما چون ایشان هلاک شوند عادلان افزوده خواهند شد. bible_en_fa Evil men understand not judgment: but they that seek the LORD understand all things. کسی‌که بعد از تنبیه بسیار گردنکشی می کند، ناگهان منکسر خواهد شد وعلاجی نخواهد بود. bible_en_fa Better is the poor that walketh in his uprightness, than he that is perverse in his ways, though he be rich. چون عادلان افزوده گردند قوم شادی می‌کنند، اما چون شریران تسلط یابند مردم ناله می‌نمایند. bible_en_fa Whoso keepeth the law is a wise son: but he that is a companion of riotous men shameth his father. کسی‌که حکمت را دوست دارد پدر خویش را مسرور می‌سازد، اما کسی‌که با فاحشه هامعاشرت کند اموال را تلف می‌نماید. bible_en_fa He that by usury and unjust gain increaseth his substance, he shall gather it for him that will pity the poor. پادشاه ولایت را به انصاف پایدار می‌کند، امامرد رشوه خوار آن را ویران می‌سازد. bible_en_fa He that turneth away his ear from hearing the law, even his prayer shall be abomination. شخصی که همسایه خود را چاپلوسی می‌کند دام برای پایهایش می‌گستراند. bible_en_fa Whoso causeth the righteous to go astray in an evil way, he shall fall himself into his own pit: but the upright shall have good things in possession. در معصیت مرد شریر دامی است، اما عادل ترنم و شادی خواهد نمود. bible_en_fa The rich man is wise in his own conceit; but the poor that hath understanding searcheth him out. مرد عادل دعوی فقیر را درک می‌کند، اماشریر برای دانستن آن فهم ندارد. bible_en_fa When righteous men do rejoice, there is great glory: but when the wicked rise, a man is hidden. استهزاکنندگان شهر را به آشوب می‌آورند، اما حکیمان خشم را فرومی نشانند. bible_en_fa He that covereth his sins shall not prosper: but whoso confesseth and forsaketh them shall have mercy. اگر مرد حکیم با احمق دعوی دارد، خواه غضبناک شود خواه بخندد او را راحت نخواهد بود. bible_en_fa Happy is the man that feareth alway: but he that hardeneth his heart shall fall into mischief. مردان خون ریز از مرد کامل نفرت دارند، اما راستان سلامتی جان او را طالبند. bible_en_fa As a roaring lion, and a ranging bear; so is a wicked ruler over the poor people. احمق تمامی خشم خود را ظاهر می‌سازد، اما مرد حکیم به تاخیر آن را فرومی نشاند. bible_en_fa The prince that wanteth understanding is also a great oppressor: but he that hateth covetousness shall prolong his days. حاکمی که به سخنان دروغ گوش گیرد، جمیع خادمانش شریر خواهند شد. bible_en_fa A man that doeth violence to the blood of any person shall flee to the pit; let no man stay him. فقیر و ظالم با هم جمع خواهند شد، وخداوند چشمان هر دوی ایشان را روشن خواهدساخت. bible_en_fa Whoso walketh uprightly shall be saved: but he that is perverse in his ways shall fall at once. پادشاهی که مسکینان را به راستی داوری نماید، کرسی وی تا به ابد پایدار خواهد ماند. bible_en_fa He that tilleth his land shall have plenty of bread: but he that followeth after vain persons shall have poverty enough. چوب و تنبیه، حکمت می‌بخشد، اماپسری که بی‌لگام باشد، مادر خود را خجل خواهد ساخت. bible_en_fa A faithful man shall abound with blessings: but he that maketh haste to be rich shall not be innocent. چون شریران افزوده شوند تقصیر زیاده می‌گردد، اما عادلان، افتادن ایشان را خواهند دید. bible_en_fa To have respect of persons is not good: for for a piece of bread that man will transgress. پسر خود را تادیب نما که تو را راحت خواهد رسانید، و به‌جان تو لذات خواهدبخشید. bible_en_fa He that hasteth to be rich hath an evil eye, and considereth not that poverty shall come upon him. جایی که رویا نیست قوم گردنکش می‌شوند، اما خوشابحال کسی‌که شریعت را نگاه می‌دارد. bible_en_fa He that rebuketh a man afterwards shall find more favour than he that flattereth with the tongue. خادم، محض سخن متنبه نمی شود، زیرااگر‌چه بفهمد اجابت نمی نماید. bible_en_fa Whoso robbeth his father or his mother, and saith, It is no transgression; the same is the companion of a destroyer. آیا کسی را می‌بینی که در سخن‌گفتن عجول است، امید بر احمق زیاده است از امید براو. bible_en_fa He that is of a proud heart stirreth up strife: but he that putteth his trust in the LORD shall be made fat. هر‌که خادم خود را از طفولیت به نازمی پرورد، آخر پسر او خواهد شد. bible_en_fa He that trusteth in his own heart is a fool: but whoso walketh wisely, he shall be delivered. مرد تندخو نزاع برمی انگیزاند، و شخص کج خلق در تقصیر می‌افزاید. bible_en_fa He that giveth unto the poor shall not lack: but he that hideth his eyes shall have many a curse. تکبر شخص او را پست می‌کند، اما مردحلیم دل، به جلال خواهد رسید. bible_en_fa When the wicked rise, men hide themselves: but when they perish, the righteous increase. هر‌که با دزد معاشرت کند خویشتن رادشمن دارد، زیرا که لعنت می‌شنود و اعتراف نمی نماید. bible_en_fa He, that being often reproved hardeneth his neck, shall suddenly be destroyed, and that without remedy. ترس از انسان دام می‌گستراند، اما هر‌که برخداوند توکل نماید سرافراز خواهد شد. bible_en_fa When the righteous are in authority, the people rejoice: but when the wicked beareth rule, the people mourn. بسیاری لطف حاکم را می‌طلبند، اماداوری انسان از جانب خداوند است.مرد ظالم نزد عادلان مکروه است، و هر‌که در طریق، مستقیم است نزد شریران مکروه می‌باشد. bible_en_fa Whoso loveth wisdom rejoiceth his father: but he that keepeth company with harlots spendeth his substance. مرد ظالم نزد عادلان مکروه است، و هر‌که در طریق، مستقیم است نزد شریران مکروه می‌باشد. bible_en_fa The king by judgment establisheth the land: but he that receiveth gifts overthroweth it. کلمات و پیغام آکور بن یاقه. وحی آن مرد به ایتیئیل یعنی به ایتیئیل و اکال. bible_en_fa A man that flattereth his neighbour spreadeth a net for his feet. یقین من از هر آدمی وحشی تر هستم، و فهم انسان را ندارم. bible_en_fa In the transgression of an evil man there is a snare: but the righteous doth sing and rejoice. من حکمت را نیاموخته‌ام و معرفت قدوس را ندانسته‌ام. bible_en_fa The righteous considereth the cause of the poor: but the wicked regardeth not to know it. کیست که به آسمان صعود نمود و از آنجانزول کرد؟ کیست که باد را در مشت خود جمع نمود؟ و کیست که آب را در جامه بند نمود؟ کیست که تمامی اقصای زمین را استوار ساخت؟ نام او چیست و پسر او چه اسم دارد؟ بگو اگراطلاع داری. bible_en_fa Scornful men bring a city into a snare: but wise men turn away wrath. تمامی کلمات خدا مصفی است. او به جهت متوکلان خود سپر است. bible_en_fa If a wise man contendeth with a foolish man, whether he rage or laugh, there is no rest. به سخنان او چیزی میفزا، مبادا تو را توبیخ نماید و تکذیب شوی. bible_en_fa The bloodthirsty hate the upright: but the just seek his soul. دو چیز از تو درخواست نمودم، آنها را قبل از آنکه بمیرم از من بازمدار: bible_en_fa A fool uttereth all his mind: but a wise man keepeth it in till afterwards. بطالت و دروغ را از من دور کن، مرا نه فقر ده و نه دولت. به خوراکی که نصیب من باشد مرابپرور، bible_en_fa If a ruler hearken to lies, all his servants are wicked. مبادا سیر شده، تو را انکار نمایم و بگویم که خداوند کیست. و مبادا فقیر شده، دزدی نمایم، واسم خدای خود را به باطل برم. bible_en_fa The poor and the deceitful man meet together: the LORD lighteneth both their eyes. بنده را نزد آقایش متهم مساز، مبادا تو رالعنت کند و مجرم شوی. bible_en_fa The king that faithfully judgeth the poor, his throne shall be established for ever. گروهی می‌باشند که پدر خود را لعنت می‌نمایند، و مادر خویش را برکت نمی دهند. bible_en_fa The rod and reproof give wisdom: but a child left to himself bringeth his mother to shame. گروهی می‌باشند که در نظر خود پاک‌اند، اما از نجاست خود غسل نیافته‌اند. bible_en_fa When the wicked are multiplied, transgression increaseth: but the righteous shall see their fall. گروهی می‌باشند که چشمانشان چه قدربلند است، و مژگانشان چه قدر برافراشته. bible_en_fa Correct thy son, and he shall give thee rest; yea, he shall give delight unto thy soul. گروهی می‌باشند که دندانهایشان شمشیرها است، و دندانهای آسیای ایشان کاردهاتا فقیران را از روی زمین و مسکینان را از میان مردمان بخورند. bible_en_fa Where there is no vision, the people perish: but he that keepeth the law, happy is he. زالو را دو دختر است که بده بده می‌گویند. سه چیز است که سیر نمی شود، بلکه چهار چیزکه نمی گوید که کافی است: bible_en_fa A servant will not be corrected by words: for though he understand he will not answer. هاویه و رحم نازاد، و زمینی که از آب سیرنمی شود، و آتش که نمی گوید که کافی است. bible_en_fa Seest thou a man that is hasty in his words? there is more hope of a fool than of him. چشمی که پدر را استهزا می‌کند و اطاعت مادر را خوار می‌شمارد، غرابهای وادی آن راخواهند کند و بچه های عقاب آن را خواهندخورد. bible_en_fa He that delicately bringeth up his servant from a child shall have him become his son at the length. سه چیز است که برای من زیاده عجیب است، بلکه چهار چیز که آنها را نتوانم فهمید: bible_en_fa An angry man stirreth up strife, and a furious man aboundeth in transgression. طریق عقاب در هوا و طریق مار بر صخره، و راه کشتی در میان دریا و راه مرد با دخترباکره. bible_en_fa A man's pride shall bring him low: but honour shall uphold the humble in spirit. همچنان است طریق زن زانیه، می‌خورد ودهان خود را پاک می‌کند و می‌گوید گناه نکردم. bible_en_fa Whoso is partner with a thief hateth his own soul: he heareth cursing, and bewrayeth it not. به‌سبب سه چیز زمین متزلزل می‌شود، و به‌سبب چهار که آنها را تحمل نتواند کرد: bible_en_fa The fear of man bringeth a snare: but whoso putteth his trust in the LORD shall be safe. به‌سبب غلامی که سلطنت می‌کند، واحمقی که از غذا سیر شده باشد، bible_en_fa Many seek the ruler's favour; but every man's judgment cometh from the LORD. به‌سبب زن مکروهه چون منکوحه شود، وکنیز وقتی که وارث خاتون خود گردد. bible_en_fa An unjust man is an abomination to the just: and he that is upright in the way is abomination to the wicked. چهار چیز است که در زمین بسیار کوچک است، لیکن بسیار حکیم می‌باشد: bible_en_fa The words of Agur the son of Jakeh, even the prophecy: the man spake unto Ithiel, even unto Ithiel and Ucal, مورچه‌ها طایفه بی‌قوتند، لیکن خوراک خود را در تابستان ذخیره می‌کنند. bible_en_fa Surely I am more brutish than any man, and have not the understanding of a man. ونکها طایفه ناتوانند، اما خانه های خود رادر صخره می‌گذارند. bible_en_fa I neither learned wisdom, nor have the knowledge of the holy. ملخها را پادشاهی نیست، اما جمیع آنهادسته دسته بیرون می‌روند. bible_en_fa Who hath ascended up into heaven, or descended? who hath gathered the wind in his fists? who hath bound the waters in a garment? who hath established all the ends of the earth? what is his name, and what is his son's name, if thou canst tell? چلپاسه‌ها به‌دستهای خود می‌گیرند و درقصرهای پادشاهان می‌باشند. bible_en_fa Every word of God is pure: he is a shield unto them that put their trust in him. سه چیز است که خوش خرام است، بلکه چهار چیز که خوش قدم می‌باشد: bible_en_fa Add thou not unto his words, lest he reprove thee, and thou be found a liar. شیر که در میان حیوانات تواناتر است، و ازهیچکدام روگردان نیست. bible_en_fa Two things have I required of thee; deny me them not before I die: تازی و بز نر، و پادشاه که با او مقاومت نتوان کرد. bible_en_fa Remove far from me vanity and lies: give me neither poverty nor riches; feed me with food convenient for me: اگر از روی حماقت خویشتن رابرافراشته‌ای و اگر بد اندیشیده‌ای، پس دست بردهان خود بگذار،زیرا چنانکه از فشردن شیر، پنیر بیرون می‌آید، و از فشردن بینی، خون بیرون می‌آید، همچنان از فشردن غضب نزاع بیرون می‌آید. bible_en_fa Lest I be full, and deny thee, and say, Who is the LORD? or lest I be poor, and steal, and take the name of my God in vain. زیرا چنانکه از فشردن شیر، پنیر بیرون می‌آید، و از فشردن بینی، خون بیرون می‌آید، همچنان از فشردن غضب نزاع بیرون می‌آید. bible_en_fa Accuse not a servant unto his master, lest he curse thee, and thou be found guilty. کلام لموئیل پادشاه، پیغامی که مادرش به او تعلیم داد. bible_en_fa There is a generation that curseth their father, and doth not bless their mother. چه گویم‌ای پسر من، چه گویم‌ای پسر رحم من! و چه گویم‌ای پسر نذرهای من! bible_en_fa There is a generation that are pure in their own eyes, and yet is not washed from their filthiness. قوت خود را به زنان مده، و نه طریقهای خویش را به آنچه باعث هلاکت پادشاهان است. bible_en_fa There is a generation, O how lofty are their eyes! and their eyelids are lifted up. پادشاهان را نمی شاید‌ای لموئیل، پادشاهان را نمی شاید که شراب بنوشند، و نه امیران را که مسکرات را بخواهند. bible_en_fa There is a generation, whose teeth are as swords, and their jaw teeth as knives, to devour the poor from off the earth, and the needy from among men. مبادا بنوشند و فرایض را فراموش کنند، وداوری جمیع ذلیلان را منحرف سازند. bible_en_fa The horseleach hath two daughters, crying, Give, give. There are three things that are never satisfied, yea, four things say not, It is enough: مسکرات را به آنانی که مشرف به هلاکتندبده. و شراب را به تلخ جانان، bible_en_fa The grave; and the barren womb; the earth that is not filled with water; and the fire that saith not, It is enough. تا بنوشند و فقر خود را فراموش کنند، ومشقت خویش را دیگر بیاد نیاورند. bible_en_fa The eye that mocketh at his father, and despiseth to obey his mother, the ravens of the valley shall pick it out, and the young eagles shall eat it. دهان خود را برای گنگان باز کن، و برای دادرسی جمیع بیچارگان. bible_en_fa There be three things which are too wonderful for me, yea, four which I know not: دهان خود را باز کرده، به انصاف داوری نما، و فقیر و مسکین را دادرسی فرما. bible_en_fa The way of an eagle in the air; the way of a serpent upon a rock; the way of a ship in the midst of the sea; and the way of a man with a maid. زن صالحه را کیست که پیدا تواند کرد؟ قیمت او از لعلها گرانتر است. bible_en_fa Such is the way of an adulterous woman; she eateth, and wipeth her mouth, and saith, I have done no wickedness. دل شوهرش بر او اعتماد دارد، و محتاج منفعت نخواهد بود. bible_en_fa For three things the earth is disquieted, and for four which it cannot bear: برایش تمامی روزهای عمر خود، خوبی خواهد کرد و نه بدی. bible_en_fa For a servant when he reigneth; and a fool when he is filled with meat; پشم و کتان را می‌جوید. و به‌دستهای خودبا رغبت کار می‌کند. bible_en_fa For an odious woman when she is married; and an handmaid that is heir to her mistress. او مثل کشتیهای تجار است، که خوراک خود را از دور می‌آورد. bible_en_fa There be four things which are little upon the earth, but they are exceeding wise: وقتی که هنوز شب است برمی خیزد، و به اهل خانه‌اش خوراک و به کنیزانش حصه ایشان را می دهد. bible_en_fa The ants are a people not strong, yet they prepare their meat in the summer; درباره مزرعه فکر کرده، آن را می‌خرد، و ازکسب دستهای خود تاکستان غرس می‌نماید. bible_en_fa The conies are but a feeble folk, yet make they their houses in the rocks; کمر خود را با قوت می‌بندد، و بازوهای خویش را قوی می‌سازد. bible_en_fa The locusts have no king, yet go they forth all of them by bands; تجارت خود را می‌بیند که نیکو است، وچراغش در شب خاموش نمی شود. bible_en_fa The spider taketh hold with her hands, and is in kings' palaces. دستهای خود را به دوک دراز می‌کند، وانگشتهایش چرخ را می‌گیرد. bible_en_fa There be three things which go well, yea, four are comely in going: کفهای خود را برای فقیران مبسوطمی سازد، و دستهای خویش را برای مسکینان دراز می‌نماید. bible_en_fa A lion which is strongest among beasts, and turneth not away for any; به جهت اهل خانه‌اش از برف نمی ترسد، زیرا که جمیع اهل خانه او به اطلس ملبس هستند. bible_en_fa A greyhound; an he goat also; and a king, against whom there is no rising up. برای خود اسبابهای زینت می‌سازد. لباسش از کتان نازک و ارغوان می‌باشد. bible_en_fa If thou hast done foolishly in lifting up thyself, or if thou hast thought evil, lay thine hand upon thy mouth. شوهرش در دربارها معروف می‌باشد، و در میان مشایخ ولایت می‌نشیند. bible_en_fa Surely the churning of milk bringeth forth butter, and the wringing of the nose bringeth forth blood: so the forcing of wrath bringeth forth strife. جامه های کتان ساخته آنها را می‌فروشد، وکمربندها به تاجران می‌دهد. bible_en_fa The words of king Lemuel, the prophecy that his mother taught him. قوت و عزت، لباس او است، و درباره وقت آینده می‌خندد. bible_en_fa What, my son? and what, the son of my womb? and what, the son of my vows? دهان خود را به حکمت می‌گشاید، و تعلیم محبت‌آمیز بر زبان وی است. bible_en_fa Give not thy strength unto women, nor thy ways to that which destroyeth kings. به رفتار اهل خانه خود متوجه می‌شود، وخوراک کاهلی نمی خورد. bible_en_fa It is not for kings, O Lemuel, it is not for kings to drink wine; nor for princes strong drink: پسرانش برخاسته، او را خوشحال می‌گویند، و شوهرش نیز او را می‌ستاید. bible_en_fa Lest they drink, and forget the law, and pervert the judgment of any of the afflicted. دختران بسیار اعمال صالحه نمودند، اما توبر جمیع ایشان برتری داری.جمال، فریبنده و زیبایی، باطل است، اما زنی که از خداوند می‌ترسد ممدوح خواهدشد. bible_en_fa Give strong drink unto him that is ready to perish, and wine unto those that be of heavy hearts. جمال، فریبنده و زیبایی، باطل است، اما زنی که از خداوند می‌ترسد ممدوح خواهدشد. bible_en_fa Let him drink, and forget his poverty, and remember his misery no more. کلام جامعه بن داود که در اورشلیم پادشاه بود: bible_en_fa Open thy mouth for the dumb in the cause of all such as are appointed to destruction. باطل اباطیل، جامعه می‌گوید، باطل اباطیل، همه‌چیز باطل است. bible_en_fa Open thy mouth, judge righteously, and plead the cause of the poor and needy. انسان را ازتمامی مشقتش که زیر آسمان می‌کشد چه منفعت است؟ bible_en_fa Who can find a virtuous woman? for her price is far above rubies. یک طبقه می‌روند و طبقه دیگرمی آیند و زمین تا به ابد پایدار می‌ماند. bible_en_fa The heart of her husband doth safely trust in her, so that he shall have no need of spoil. آفتاب طلوع می‌کند و آفتاب غروب می‌کند وبه‌جایی که از آن طلوع نمود می‌شتابد. bible_en_fa She will do him good and not evil all the days of her life. بادبطرف جنوب می‌رود و بطرف شمال دور می‌زند؛ دورزنان دورزنان می‌رود و باد به مدارهای خود برمی گردد. bible_en_fa She seeketh wool, and flax, and worketh willingly with her hands. جمیع نهرها به دریاجاری می‌شود اما دریا پر نمی گردد؛ به مکانی که نهرها از آن جاری شد به همان جا بازبرمی گردد. bible_en_fa She is like the merchants' ships; she bringeth her food from afar. همه‌چیزها پر از خستگی است که انسان آن را بیان نتواند کرد. چشم از دیدن سیر نمی شود و گوش از شنیدن مملونمی گردد. bible_en_fa She riseth also while it is yet night, and giveth meat to her household, and a portion to her maidens. آنچه بوده است همان است که خواهد بود، و آنچه شده است همان است که خواهد شد و زیر آفتاب هیچ‌چیز تازه نیست. bible_en_fa She considereth a field, and buyeth it: with the fruit of her hands she planteth a vineyard. آیا چیزی هست که درباره‌اش گفته شود: ببین این تازه است. در دهرهایی که قبل از مابود آن چیز قدیم بود. bible_en_fa She girdeth her loins with strength, and strengtheneth her arms. ذکری از پیشینیان نیست، و از آیندگان نیز که خواهند آمد، نزدآنانی که بعد از ایشان خواهند آمد، ذکری نخواهد بود. bible_en_fa She perceiveth that her merchandise is good: her candle goeth not out by night. من که جامعه هستم بر اسرائیل در اورشلیم پادشاه بودم، bible_en_fa She layeth her hands to the spindle, and her hands hold the distaff. و دل خود را بر آن نهادم که در هرچیزی که زیر آسمان کرده می‌شود، با حکمت تفحص و تجسس نمایم. این مشقت سخت است که خدا به بنی آدم داده است که به آن زحمت بکشند. bible_en_fa She stretcheth out her hand to the poor; yea, she reacheth forth her hands to the needy. و تمامی کارهایی را که زیر آسمان کرده می‌شود، دیدم که اینک همه آنها بطالت و درپی باد زحمت کشیدن است. bible_en_fa She is not afraid of the snow for her household: for all her household are clothed with scarlet. کج را راست نتوان کرد و ناقص را بشمار نتوان آورد. bible_en_fa She maketh herself coverings of tapestry; her clothing is silk and purple. در دل خود تفکر نموده، گفتم: اینک من حکمت را به غایت افزودم، بیشتر از همگانی که قبل از من براورشلیم بودند؛ و دل من حکمت و معرفت رابسیار دریافت نمود؛ bible_en_fa Her husband is known in the gates, when he sitteth among the elders of the land. و دل خود را بر دانستن حکمت و دانستن حماقت و جهالت مشغول ساختم. پس فهمیدم که این نیز در‌پی باد زحمت کشیدن است.زیرا که در کثرت حکمت کثرت غم است و هر‌که علم را بیفزاید، حزن رامی افزاید. bible_en_fa She maketh fine linen, and selleth it; and delivereth girdles unto the merchant. زیرا که در کثرت حکمت کثرت غم است و هر‌که علم را بیفزاید، حزن رامی افزاید. bible_en_fa Strength and honour are her clothing; and she shall rejoice in time to come. من در دل خود گفتم: الان بیا تا تو را به عیش و عشرت بیازمایم؛ پس سعادتمندی راملاحظه نما. و اینک آن نیز بطالت بود. bible_en_fa She openeth her mouth with wisdom; and in her tongue is the law of kindness. درباره خنده گفتم که مجنون است و درباره شادمانی که چه می‌کند. bible_en_fa She looketh well to the ways of her household, and eateth not the bread of idleness. در دل خود غور کردم که بدن خود را با شراب بپرورم، با آنکه دل من مرا به حکمت (ارشاد نماید) و حماقت را بدست آورم تا ببینم که برای بنی آدم چه چیز نیکو است که آن را زیرآسمان در تمامی ایام عمر خود به عمل آورند. bible_en_fa Her children arise up, and call her blessed; her husband also, and he praiseth her. کارهای عظیم برای خود کردم و خانه‌ها برای خود ساختم و تاکستانها به جهت خود غرس نمودم. bible_en_fa Many daughters have done virtuously, but thou excellest them all. باغها و فردوسها به جهت خود ساختم ودر آنها هر قسم درخت میوه دار غرس نمودم. bible_en_fa Favour is deceitful, and beauty is vain: but a woman that feareth the LORD, she shall be praised. حوضهای آب برای خود ساختم تا درختستانی را که در آن درختان بزرگ می‌شود، آبیاری نمایم. bible_en_fa Give her of the fruit of her hands; and let her own works praise her in the gates. غلامان و کنیزان خریدم و خانه زادان داشتم ومرا نیز بیشتر از همه کسانی که قبل از من دراورشلیم بودند اموال از رمه و گله بود. bible_en_fa The words of the Preacher, the son of David, king in Jerusalem. نقره وطلا و اموال خاصه پادشاهان و کشورها نیز برای خود جمع کردم؛ و مغنیان و مغنیات و لذات بنی آدم یعنی بانو و بانوان به جهت خود گرفتم. bible_en_fa Vanity of vanities, saith the Preacher, vanity of vanities; all is vanity. پس بزرگ شدم و بر تمامی کسانی که قبل از من در اورشلیم بودند برتری یافتم و حکمتم نیز با من برقرار ماند، bible_en_fa What profit hath a man of all his labour which he taketh under the sun? و هر‌چه چشمانم آرزو می‌کرد ازآنها دریغ نداشتم، و دل خود را از هیچ خوشی بازنداشتم زیرا دلم در هر محنت من شادی می‌نمودو نصیب من از تمامی مشقتم همین بود. bible_en_fa One generation passeth away, and another generation cometh: but the earth abideth for ever. پس به تمامی کارهایی که دستهایم کرده بود و به مشقتی که در عمل نمودن کشیده بودم نگریستم؛ و اینک تمامی آن بطالت و در‌پی باد زحمت کشیدن بود ودر زیر آفتاب هیچ منفعت نبود. bible_en_fa The sun also ariseth, and the sun goeth down, and hasteth to his place where he arose. پس توجه نمودم تا حکمت و حماقت وجهالت را ملاحظه نمایم؛ زیرا کسی‌که بعد از پادشاه بیاید چه خواهد کرد؟ مگر نه آنچه قبل ازآن کرده شده بود؟ bible_en_fa The wind goeth toward the south, and turneth about unto the north; it whirleth about continually, and the wind returneth again according to his circuits. و دیدم که برتری حکمت برحماقت مثل برتری نور بر ظلمت است. bible_en_fa All the rivers run into the sea; yet the sea is not full; unto the place from whence the rivers come, thither they return again. چشمان مرد حکیم در سر وی است اما احمق در تاریکی راه می‌رود. با وجود آن دریافت کردم که بهر دو ایشان یک واقعه خواهد رسید. bible_en_fa All things are full of labour; man cannot utter it: the eye is not satisfied with seeing, nor the ear filled with hearing. پس در دل خود تفکر کردم که چون آنچه به احمق واقع می‌شود، به من نیز واقع خواهد گردید، پس من چرا بسیار حکیم بشوم؟ و در دل خود گفتم: این نیز بطالت است، bible_en_fa The thing that hath been, it is that which shall be; and that which is done is that which shall be done: and there is no new thing under the sun. زیرا که هیچ ذکری از مردحکیم و مرد احمق تا به ابد نخواهد بود. چونکه در ایام آینده همه‌چیز بالتمام فراموش خواهدشد. و مرد حکیم چگونه می‌میرد آیا نه مثل احمق؟ bible_en_fa Is there any thing whereof it may be said, See, this is new? it hath been already of old time, which was before us. لهذا من از حیات نفرت داشتم زیرا اعمالی که زیر آفتاب کرده می‌شود، در نظر من ناپسندآمد چونکه تمام بطالت و در‌پی باد زحمت کشیدن است. bible_en_fa There is no remembrance of former things; neither shall there be any remembrance of things that are to come with those that shall come after. پس تمامی مشقت خود را که زیر آسمان کشیده بودم مکروه داشتم از اینجهت که باید آن را به کسی‌که بعد از من بیاید واگذارم. bible_en_fa I the Preacher was king over Israel in Jerusalem. و کیست بداند که او حکیم یا احمق خواهدبود، و معهذا بر تمامی مشقتی که من کشیدم و برحکمتی که زیر آفتاب ظاهر ساختم، او تسلطخواهد یافت. این نیز بطالت است. bible_en_fa And I gave my heart to seek and search out by wisdom concerning all things that are done under heaven: this sore travail hath God given to the sons of man to be exercised therewith. پس من برگشته، دل خویش را از تمامی مشقتی که زیرآفتاب کشیده بودم مایوس ساختم. bible_en_fa I have seen all the works that are done under the sun; and, behold, all is vanity and vexation of spirit. زیرامردی هست که محنت او با حکمت و معرفت وکامیابی است و آن را نصیب شخصی خواهد ساخت که در آن زحمت نکشیده باشد. این نیزبطالت و بلای عظیم است. bible_en_fa That which is crooked cannot be made straight: and that which is wanting cannot be numbered. زیرا انسان را ازتمامی مشقت و رنج دل خود که زیر آفتاب کشیده باشد چه حاصل می‌شود؟ bible_en_fa I communed with mine own heart, saying, Lo, I am come to great estate, and have gotten more wisdom than all they that have been before me in Jerusalem: yea, my heart had great experience of wisdom and knowledge. زیرا تمامی روزهایش حزن و مشقتش غم است، بلکه شبانگاه نیز دلش آرامی ندارد. این هم بطالت است. bible_en_fa And I gave my heart to know wisdom, and to know madness and folly: I perceived that this also is vexation of spirit. برای انسان نیکو نیست که بخورد و بنوشد وجان خود را از مشقتش خوش سازد. این را نیز من دیدم که از جانب خدا است. bible_en_fa For in much wisdom is much grief: and he that increaseth knowledge increaseth sorrow. زیرا کیست که بتواند بدون او بخورد یا تمتع برد؟زیرا به کسی‌که در نظر او نیکو است، حکمت و معرفت وخوشی را می‌بخشد؛ اما به خطاکار مشقت اندوختن و ذخیره نمودن را می‌دهد تا آن را به کسی‌که در نظر خدا پسندیده است بدهد. این نیزبطالت و در‌پی باد زحمت کشیدن است. bible_en_fa I said in mine heart, Go to now, I will prove thee with mirth, therefore enjoy pleasure: and, behold, this also is vanity. زیرا به کسی‌که در نظر او نیکو است، حکمت و معرفت وخوشی را می‌بخشد؛ اما به خطاکار مشقت اندوختن و ذخیره نمودن را می‌دهد تا آن را به کسی‌که در نظر خدا پسندیده است بدهد. این نیزبطالت و در‌پی باد زحمت کشیدن است. bible_en_fa I said of laughter, It is mad: and of mirth, What doeth it? برای هر چیز زمانی است و هر مطلبی رازیر آسمان وقتی است. bible_en_fa I sought in mine heart to give myself unto wine, yet acquainting mine heart with wisdom; and to lay hold on folly, till I might see what was that good for the sons of men, which they should do under the heaven all the days of their life. وقتی برای ولادت و وقتی برای موت. وقتی برای غرس نمودن و وقتی برای کندن مغروس. bible_en_fa I made me great works; I builded me houses; I planted me vineyards: وقتی برای قتل و وقتی برای شفا. وقتی برای منهدم ساختن ووقتی برای بنا نمودن. bible_en_fa I made me gardens and orchards, and I planted trees in them of all kind of fruits: وقتی برای گریه و وقتی برای خنده. وقتی برای ماتم و وقتی برای رقص. bible_en_fa I made me pools of water, to water therewith the wood that bringeth forth trees: وقتی برای پراکنده ساختن سنگها و وقتی برای جمع ساختن سنگها. وقتی برای در آغوش کشیدن و وقتی برای اجتناب از در آغوش کشیدن. bible_en_fa I got me servants and maidens, and had servants born in my house; also I had great possessions of great and small cattle above all that were in Jerusalem before me: وقتی برای کسب و وقتی برای خسارت. وقتی برای نگاه داشتن و وقتی برای دورانداختن. bible_en_fa I gathered me also silver and gold, and the peculiar treasure of kings and of the provinces: I gat me men singers and women singers, and the delights of the sons of men, as musical instruments, and that of all sorts. وقتی برای دریدن و وقتی برای دوختن. وقتی برای سکوت و وقتی برای گفتن. bible_en_fa So I was great, and increased more than all that were before me in Jerusalem: also my wisdom remained with me. وقتی برای محبت و وقتی برای نفرت. وقتی برای جنگ و وقتی برای صلح. bible_en_fa And whatsoever mine eyes desired I kept not from them, I withheld not my heart from any joy; for my heart rejoiced in all my labour: and this was my portion of all my labour. پس کارکننده را از زحمتی که می‌کشد چه منفعت است؟ bible_en_fa Then I looked on all the works that my hands had wrought, and on the labour that I had laboured to do: and, behold, all was vanity and vexation of spirit, and there was no profit under the sun. مشقتی را که خدا به بنی آدم داده است تا در آن زحمت کشند، ملاحظه کردم. bible_en_fa And I turned myself to behold wisdom, and madness, and folly: for what can the man do that cometh after the king? even that which hath been already done. او هر چیز را در وقتش نیکو ساخته است و نیزابدیت را در دلهای ایشان نهاده، بطوری که انسان کاری را که خدا کرده است، از ابتدا تا انتها دریافت نتواند کرد. bible_en_fa Then I saw that wisdom excelleth folly, as far as light excelleth darkness. پس فهمیدم که برای ایشان چیزی بهتر از این نیست که شادی کنند و در حیات خودبه نیکویی مشغول باشند. bible_en_fa The wise man's eyes are in his head; but the fool walketh in darkness: and I myself perceived also that one event happeneth to them all. و نیز بخشش خدااست که هر آدمی بخورد و بنوشد و از تمامی زحمت خود نیکویی بیند. bible_en_fa Then said I in my heart, As it happeneth to the fool, so it happeneth even to me; and why was I then more wise? Then I said in my heart, that this also is vanity. و فهمیدم که هرآنچه خدا می‌کند تا ابدالاباد خواهد ماند، و بر آن چیزی نتوان افزود و از آن چیزی نتوان کاست وخدا آن را به عمل می‌آورد تا از او بترسند. bible_en_fa For there is no remembrance of the wise more than of the fool for ever; seeing that which now is in the days to come shall all be forgotten. And how dieth the wise man? as the fool. آنچه هست از قدیم بوده است و آنچه خواهدشد قدیم است و آنچه را که گذشته است خدامی طلبد. bible_en_fa Therefore I hated life; because the work that is wrought under the sun is grievous unto me: for all is vanity and vexation of spirit. و نیز مکان انصاف را زیر آسمان دیدم که در آنجا ظلم است و مکان عدالت را که در آنجا بی‌انصافی است. bible_en_fa Yea, I hated all my labour which I had taken under the sun: because I should leave it unto the man that shall be after me. و در دل خود گفتم که خدا عادل و ظالم را داوری خواهد نمود زیرا که برای هر امر و برای هر عمل در آنجا وقتی است. bible_en_fa And who knoweth whether he shall be a wise man or a fool? yet shall he have rule over all my labour wherein I have laboured, and wherein I have shewed myself wise under the sun. This is also vanity. و درباره امور بنی آدم در دل خود گفتم: این واقع می‌شود تا خدا ایشان را بیازماید و تا خودایشان بفهمند که مثل بهایم می‌باشند. bible_en_fa Therefore I went about to cause my heart to despair of all the labour which I took under the sun. زیرا که وقایع بنی آدم مثل وقایع بهایم است برای ایشان یک واقعه است؛ چنانکه این می‌میرد به همانطورآن نیز می‌میرد و برای همه یک نفس است و انسان بر بهایم برتری ندارد چونکه همه باطل هستند. bible_en_fa For there is a man whose labour is in wisdom, and in knowledge, and in equity; yet to a man that hath not laboured therein shall he leave it for his portion. This also is vanity and a great evil. همه به یکجا می‌روند و همه از خاک هستند وهمه به خاک رجوع می‌نمایند. bible_en_fa For what hath man of all his labour, and of the vexation of his heart, wherein he hath laboured under the sun? کیست روح انسان را بداند که به بالا صعود می‌کند یا روح بهایم را که پایین بسوی زمین نزول می‌نماید؟لهذا فهمیدم که برای انسان چیزی بهتر از این نیست که از اعمال خود مسرور شود، چونکه نصیبش همین است. و کیست که او را بازآورد تاآنچه را که بعد از او واقع خواهد شد مشاهده نماید؟ bible_en_fa For all his days are sorrows, and his travail grief; yea, his heart taketh not rest in the night. This is also vanity. لهذا فهمیدم که برای انسان چیزی بهتر از این نیست که از اعمال خود مسرور شود، چونکه نصیبش همین است. و کیست که او را بازآورد تاآنچه را که بعد از او واقع خواهد شد مشاهده نماید؟ bible_en_fa There is nothing better for a man, than that he should eat and drink, and that he should make his soul enjoy good in his labour. This also I saw, that it was from the hand of God. پس من برگشته، تمامی ظلمهایی را که زیرآفتاب کرده می‌شود، ملاحظه کردم. واینک اشکهای مظلومان و برای ایشان تسلی دهنده‌ای نبود! و زور بطرف جفاکنندگان ایشان بود اما برای ایشان تسلی دهنده‌ای نبود! bible_en_fa For who can eat, or who else can hasten hereunto, more than I? ومن مردگانی را که قبل از آن مرده بودند، بیشتر اززندگانی که تا بحال زنده‌اند آفرین گفتم. bible_en_fa For God giveth to a man that is good in his sight wisdom, and knowledge, and joy: but to the sinner he giveth travail, to gather and to heap up, that he may give to him that is good before God. This also is vanity and vexation of spirit. و کسی را که تا بحال بوجود نیامده است، از هر دو ایشان بهتر دانستم چونکه عمل بد را که زیر آفتاب کرده می‌شود، ندیده است. bible_en_fa To every thing there is a season, and a time to every purpose under the heaven: و تمامی محنت و هر کامیابی را دیدم که برای انسان باعث حسد از همسایه او می‌باشد. وآن نیز بطالت و در‌پی باد زحمت کشیدن است. bible_en_fa A time to be born, and a time to die; a time to plant, and a time to pluck up that which is planted; مرد کاهل دستهای خود را بر هم نهاده، گوشت خویشتن را می‌خورد. bible_en_fa A time to kill, and a time to heal; a time to break down, and a time to build up; یک کف پر از راحت ازدو کف پر از مشقت و در‌پی باد زحمت کشیدن بهتر است. bible_en_fa A time to weep, and a time to laugh; a time to mourn, and a time to dance; پس برگشته، بطالت دیگر را زیر آسمان ملاحظه نمودم. bible_en_fa A time to cast away stones, and a time to gather stones together; a time to embrace, and a time to refrain from embracing; یکی هست که ثانی ندارد و او راپسری یا برادری نیست و مشقتش را انتها نی و چشمش نیز از دولت سیر نمی شود. و می‌گوید ازبرای که زحمت کشیده، جان خود را از نیکویی محروم سازم؟ این نیز بطالت و مشقت سخت است. bible_en_fa A time to get, and a time to lose; a time to keep, and a time to cast away; دو از یک بهترند چونکه ایشان را ازمشقتشان اجرت نیکو می‌باشد؛ bible_en_fa A time to rend, and a time to sew; a time to keep silence, and a time to speak; زیرا اگربیفتند، یکی از آنها رفیق خود را خواهدبرخیزانید. لکن وای بر آن یکی که چون بیفتددیگری نباشد که او را برخیزاند. bible_en_fa A time to love, and a time to hate; a time of war, and a time of peace. و اگر دو نفرنیز بخوابند، گرم خواهند شد اما یک نفر چگونه گرم شود. bible_en_fa What profit hath he that worketh in that wherein he laboureth? و اگر کسی بر یکی از ایشان حمله آورد، هر دو با او مقاومت خواهند نمود. وریسمان سه لا بزودی گسیخته نمی شود. bible_en_fa I have seen the travail, which God hath given to the sons of men to be exercised in it. جوان فقیر و حکیم از پادشاه پیر و خرف که پذیرفتن نصیحت را دیگر نمی داند بهتر است. bible_en_fa He hath made every thing beautiful in his time: also he hath set the world in their heart, so that no man can find out the work that God maketh from the beginning to the end. زیرا که او از زندان به پادشاهی بیرون می‌آید وآنکه به پادشاهی مولود شده است فقیر می‌گردد. bible_en_fa I know that there is no good in them, but for a man to rejoice, and to do good in his life. دیدم که تمامی زندگانی که زیر آسمان راه می‌روند، بطرف آن پسر دوم که بجای او برخیزد، می‌شوند.و تمامی قوم یعنی همه کسانی را که او بر ایشان حاکم شود انتها نیست. لیکن اعقاب ایشان به او رغبت ندارند. به درستی که این نیزبطالت و در‌پی باد زحمت کشیدن است. bible_en_fa And also that every man should eat and drink, and enjoy the good of all his labour, it is the gift of God. و تمامی قوم یعنی همه کسانی را که او بر ایشان حاکم شود انتها نیست. لیکن اعقاب ایشان به او رغبت ندارند. به درستی که این نیزبطالت و در‌پی باد زحمت کشیدن است. bible_en_fa I know that, whatsoever God doeth, it shall be for ever: nothing can be put to it, nor any thing taken from it: and God doeth it, that men should fear before him. چون به خانه خدا بروی، پای خود را نگاه دار زیرا تقرب جستن به جهت استماع، ازگذرانیدن قربانی های احمقان بهتر است، چونکه ایشان نمی دانند که عمل بد می‌کنند. bible_en_fa That which hath been is now; and that which is to be hath already been; and God requireth that which is past. با دهان خود تعجیل منما و دلت برای گفتن سخنی به حضور خدا نشتابد زیرا خدا در آسمان است و تو بر زمین هستی پس سخنانت کم باشد. bible_en_fa And moreover I saw under the sun the place of judgment, that wickedness was there; and the place of righteousness, that iniquity was there. زیراخواب از کثرت مشقت پیدا می‌شود و آواز احمق از کثرت سخنان. bible_en_fa I said in mine heart, God shall judge the righteous and the wicked: for there is a time there for every purpose and for every work. چون برای خدا نذر نمایی دروفای آن تاخیر منما زیرا که او از احمقان خشنودنیست؛ پس به آنچه نذر کردی وفا نما. bible_en_fa I said in mine heart concerning the estate of the sons of men, that God might manifest them, and that they might see that they themselves are beasts. بهتراست که نذر ننمایی از اینکه نذر نموده، وفا نکنی. bible_en_fa For that which befalleth the sons of men befalleth beasts; even one thing befalleth them: as the one dieth, so dieth the other; yea, they have all one breath; so that a man hath no preeminence above a beast: for all is vanity. مگذار که دهانت جسد تو را خطاکار سازد و درحضور فرشته مگو که این سهو شده است. چراخدا به‌سبب قول تو غضبناک شده، عمل دستهایت را باطل سازد؟ bible_en_fa All go unto one place; all are of the dust, and all turn to dust again. زیرا که این از کثرت خوابها و اباطیل و کثرت سخنان است؛ لیکن تو ازخدا بترس. bible_en_fa Who knoweth the spirit of man that goeth upward, and the spirit of the beast that goeth downward to the earth? اگر ظلم را بر فقیران و برکندن انصاف وعدالت را در کشوری بینی، از این امر مشوش مباش زیرا آنکه بالاتر از بالا است ملاحظه می‌کندو حضرت اعلی فوق ایشان است. bible_en_fa Wherefore I perceive that there is nothing better, than that a man should rejoice in his own works; for that is his portion: for who shall bring him to see what shall be after him? و منفعت زمین برای همه است بلکه مزرعه، پادشاه را نیزخدمت می‌کند. bible_en_fa So I returned, and considered all the oppressions that are done under the sun: and behold the tears of such as were oppressed, and they had no comforter; and on the side of their oppressors there was power; but they had no comforter. آنکه نقره را دوست دارد ازنقره سیر نمی شود، و هر‌که توانگری را دوست دارد از دخل سیر نمی شود. این نیز بطالت است. bible_en_fa Wherefore I praised the dead which are already dead more than the living which are yet alive. چون نعمت زیاده شود، خورندگانش زیادمی شوند؛ و به جهت مالکش چه منفعت است غیراز آنکه آن را به چشم خود می‌بیند؟ bible_en_fa Yea, better is he than both they, which hath not yet been, who hath not seen the evil work that is done under the sun. خواب عمله شیرین است خواه کم و خواه زیاد بخورد، اما سیری مرد دولتمند او رانمی گذارد که بخوابد. bible_en_fa Again, I considered all travail, and every right work, that for this a man is envied of his neighbour. This is also vanity and vexation of spirit. بلایی سخت بود که آن را زیر آفتاب دیدم یعنی دولتی که صاحبش آن را برای ضرر خود نگاه داشته بود. bible_en_fa The fool foldeth his hands together, and eateth his own flesh. و آن دولت از حادثه بد ضایع شد و پسری آورد اما چیزی در دست خودنداشت. bible_en_fa Better is an handful with quietness, than both the hands full with travail and vexation of spirit. چنانکه از رحم مادرش بیرون آمد، همچنان برهنه به حالتی که آمد خواهد برگشت واز مشقت خود چیزی نخواهد یافت که به‌دست خود ببرد. bible_en_fa Then I returned, and I saw vanity under the sun. و این نیز بلای سخت است که از هرجهت چنانکه آمد همچنین خواهد رفت؛ و او راچه منفعت خواهد بود از اینکه در‌پی باد زحمت کشیده است؟ bible_en_fa There is one alone, and there is not a second; yea, he hath neither child nor brother: yet is there no end of all his labour; neither is his eye satisfied with riches; neither saith he, For whom do I labour, and bereave my soul of good? This is also vanity, yea, it is a sore travail. و تمامی ایام خود را در تاریکی می‌خورد و با بیماری و خشم، بسیار محزون می‌شود. bible_en_fa Two are better than one; because they have a good reward for their labour. اینک آنچه من دیدم که خوب و نیکومی باشد، این است که انسان در تمامی ایام عمرخود که خدا آن را به او می‌بخشد بخورد و بنوشدو از تمامی مشقتی که زیر آسمان می‌کشد به نیکویی تمتع ببرد زیرا که نصیبش همین است. bible_en_fa For if they fall, the one will lift up his fellow: but woe to him that is alone when he falleth; for he hath not another to help him up. و نیز هر انسانی که خدا دولت و اموال به اوببخشد و او را قوت عطا فرماید که از آن بخورد ونصیب خود را برداشته، از محنت خود مسرورشود، این بخشش خدا است.زیرا روزهای عمر خود را بسیار به یاد نمی آورد چونکه خدا اورا از شادی دلش اجابت فرموده است. bible_en_fa Again, if two lie together, then they have heat: but how can one be warm alone? زیرا روزهای عمر خود را بسیار به یاد نمی آورد چونکه خدا اورا از شادی دلش اجابت فرموده است. bible_en_fa And if one prevail against him, two shall withstand him; and a threefold cord is not quickly broken. مصیبتی هست که زیر آفتاب دیدم و آن برمردمان سنگین است: bible_en_fa Better is a poor and a wise child than an old and foolish king, who will no more be admonished. کسی‌که خدا به اودولت و اموال و عزت دهد، به حدی که هر‌چه جانش آرزو کند برایش باقی نباشد، اما خدا او راقوت نداده باشد که از آن بخورد بلکه مرد غریبی از آن بخورد. این نیز بطالت و مصیبت سخت است. bible_en_fa For out of prison he cometh to reign; whereas also he that is born in his kingdom becometh poor. اگر کسی صد پسر بیاورد و سالهای بسیار زندگانی نماید، به طوری که ایام سالهایش بسیارباشد اما جانش از نیکویی سیر نشود و برایش جنازه‌ای برپا نکنند، می‌گویم که سقطشده از اوبهتر است. bible_en_fa I considered all the living which walk under the sun, with the second child that shall stand up in his stead. زیرا که این به بطالت آمد و به تاریکی رفت و نام او در ظلمت مخفی شد. bible_en_fa There is no end of all the people, even of all that have been before them: they also that come after shall not rejoice in him. Surely this also is vanity and vexation of spirit. و آفتاب رانیز ندید و ندانست. این بیشتر از آن آرامی دارد. bible_en_fa Keep thy foot when thou goest to the house of God, and be more ready to hear, than to give the sacrifice of fools: for they consider not that they do evil. و اگر هزار سال بلکه دو چندان آن زیست کند ونیکویی را نبیند، آیا همه به یکجا نمی روند؟ bible_en_fa Be not rash with thy mouth, and let not thine heart be hasty to utter any thing before God: for God is in heaven, and thou upon earth: therefore let thy words be few. تمامی مشقت انسان برای دهانش می‌باشد؛ ومعهذا جان او سیر نمی شود. bible_en_fa For a dream cometh through the multitude of business; and a fool's voice is known by multitude of words. زیرا که مرد حکیم را از احمق چه برتری است؟ و برای فقیری که می‌داند چه طور پیش زندگان سلوک نماید، چه فایده است؟ bible_en_fa When thou vowest a vow unto God, defer not to pay it; for he hath no pleasure in fools: pay that which thou hast vowed. رویت چشم از شهوت نفس بهتر است. این نیز بطالت و در‌پی باد زحمت کشیدن است. bible_en_fa Better is it that thou shouldest not vow, than that thou shouldest vow and not pay. هرچه بوده است به اسم خود از زمان قدیم مسمی شده است و دانسته شده است که او آدم است و به آن کسی‌که از آن تواناتر است منازعه نتواند نمود. bible_en_fa Suffer not thy mouth to cause thy flesh to sin; neither say thou before the angel, that it was an error: wherefore should God be angry at thy voice, and destroy the work of thine hands? چونکه چیزهای بسیار هست که بطالت رامی افزاید. پس انسان را چه فضیلت است؟زیراکیست که بداند چه چیز برای زندگانی انسان نیکواست، در مدت ایام حیات باطل وی که آنها رامثل سایه صرف می‌نماید؟ و کیست که انسان را ازآنچه بعد از او زیر آفتاب واقع خواهد شد مخبرسازد؟ bible_en_fa For in the multitude of dreams and many words there are also divers vanities: but fear thou God. زیراکیست که بداند چه چیز برای زندگانی انسان نیکواست، در مدت ایام حیات باطل وی که آنها رامثل سایه صرف می‌نماید؟ و کیست که انسان را ازآنچه بعد از او زیر آفتاب واقع خواهد شد مخبرسازد؟ bible_en_fa If thou seest the oppression of the poor, and violent perverting of judgment and justice in a province, marvel not at the matter: for he that is higher than the highest regardeth; and there be higher than they. نیک نامی از روغن معطر بهتر است و روزممات از روز ولادت. bible_en_fa Moreover the profit of the earth is for all: the king himself is served by the field. رفتن به خانه ماتم از رفتن به خانه ضیافت بهتر است زیرا که این آخرت همه مردمان است و زندگان این را در دل خود می‌نهند. bible_en_fa He that loveth silver shall not be satisfied with silver; nor he that loveth abundance with increase: this is also vanity. حزن از خنده بهتر است زیرا که ازغمگینی صورت دل اصلاح می‌شود. bible_en_fa When goods increase, they are increased that eat them: and what good is there to the owners thereof, saving the beholding of them with their eyes? دل حکیمان در خانه ماتم است و دل احمقان در خانه شادمانی. bible_en_fa The sleep of a labouring man is sweet, whether he eat little or much: but the abundance of the rich will not suffer him to sleep. شنیدن عتاب حکیمان بهتر است از شنیدن سرود احمقان، bible_en_fa There is a sore evil which I have seen under the sun, namely, riches kept for the owners thereof to their hurt. زیرا خنده احمقان مثل صدای خارها در زیر دیگ است و این نیز بطالت است. bible_en_fa But those riches perish by evil travail: and he begetteth a son, and there is nothing in his hand. به درستی که ظلم، مرد حکیم را جاهل می‌گرداند و رشوه، دل را فاسد می‌سازد. bible_en_fa As he came forth of his mother's womb, naked shall he return to go as he came, and shall take nothing of his labour, which he may carry away in his hand. انتهای امر از ابتدایش بهتر است و دل حلیم از دل مغرور نیکوتر. bible_en_fa And this also is a sore evil, that in all points as he came, so shall he go: and what profit hath he that hath laboured for the wind? در دل خود به زودی خشمناک مشو زیرا خشم در سینه احمقان مستقرمی شود. bible_en_fa All his days also he eateth in darkness, and he hath much sorrow and wrath with his sickness. مگو چرا روزهای قدیم از این زمان بهتربود زیرا که در این خصوص از روی حکمت سوال نمی کنی. bible_en_fa Behold that which I have seen: it is good and comely for one to eat and to drink, and to enjoy the good of all his labour that he taketh under the sun all the days of his life, which God giveth him: for it is his portion. حکمت مثل میراث نیکو است بلکه به جهت بینندگان آفتاب نیکوتر. bible_en_fa Every man also to whom God hath given riches and wealth, and hath given him power to eat thereof, and to take his portion, and to rejoice in his labour; this is the gift of God. زیرا که حکمت ملجایی است و نقره ملجایی؛ اما فضیلت معرفت این است که حکمت صاحبانش را زندگی می‌بخشد. bible_en_fa For he shall not much remember the days of his life; because God answereth him in the joy of his heart. اعمال خدا را ملاحظه نما زیرا کیست که بتواند آنچه را که او کج ساخته است راست نماید؟ bible_en_fa There is an evil which I have seen under the sun, and it is common among men: در روز سعادتمندی شادمان باش و درروز شقاوت تامل نما زیرا خدا این را به ازاء آن قرار داد که انسان هیچ‌چیز را که بعد از او خواهدشد دریافت نتواند کرد. bible_en_fa A man to whom God hath given riches, wealth, and honour, so that he wanteth nothing for his soul of all that he desireth, yet God giveth him not power to eat thereof, but a stranger eateth it: this is vanity, and it is an evil disease. این همه را در روزهای بطالت خود دیدم. مرد عادل هست که در عدالتش هلاک می‌شود و مرد شریر هست که در شرارتش عمر دراز دارد. bible_en_fa If a man beget an hundred children, and live many years, so that the days of his years be many, and his soul be not filled with good, and also that he have no burial; I say, that an untimely birth is better than he. پس گفتم به افراط عادل مباش و خود را زیاده حکیم مپندار مبادا خویشتن را هلاک کنی. bible_en_fa For he cometh in with vanity, and departeth in darkness, and his name shall be covered with darkness. و به افراط شریر مباش و احمق مشو مبادا پیش ازاجلت بمیری. bible_en_fa Moreover he hath not seen the sun, nor known any thing: this hath more rest than the other. نیکو است که به این متمسک شوی و از آن نیز دست خود را برنداری زیرا هرکه از خدا بترسد، از این هر دو بیرون خواهد آمد. bible_en_fa Yea, though he live a thousand years twice told, yet hath he seen no good: do not all go to one place? حکمت مرد حکیم را توانایی می‌بخشدبیشتر از ده حاکم که در یک شهر باشند. bible_en_fa All the labour of man is for his mouth, and yet the appetite is not filled. زیرامرد عادلی در دنیا نیست که نیکویی ورزد و هیچ خطا ننماید. bible_en_fa For what hath the wise more than the fool? what hath the poor, that knoweth to walk before the living? و نیز به همه سخنانی که گفته شود دل خودرا منه، مبادا بنده خود را که تو را لعنت می‌کندبشنوی. bible_en_fa Better is the sight of the eyes than the wandering of the desire: this is also vanity and vexation of spirit. زیرا دلت می‌داند که تو نیز بسیار بارهادیگران را لعنت نموده‌ای. bible_en_fa That which hath been is named already, and it is known that it is man: neither may he contend with him that is mightier than he. این همه را با حکمت آزمودم و گفتم به حکمت خواهم پرداخت اما آن از من دور بود. bible_en_fa Seeing there be many things that increase vanity, what is man the better? آنچه هست دور و بسیار عمیق است. پس کیست که آن را دریافت نماید؟ bible_en_fa For who knoweth what is good for man in this life, all the days of his vain life which he spendeth as a shadow? for who can tell a man what shall be after him under the sun? پس برگشته دل خود را بر معرفت و بحث و طلب حکمت وعقل مشغول ساختم تا بدانم که شرارت حماقت است و حماقت دیوانگی است. bible_en_fa A good name is better than precious ointment; and the day of death than the day of one's birth. و دریافتم که زنی که دلش دامها و تله‌ها است و دستهایش کمندها می‌باشد، چیز تلختر از موت است. هر‌که مقبول خدا است، از وی رستگار خواهد شد اماخطاکار گرفتار وی خواهد گردید. bible_en_fa It is better to go to the house of mourning, than to go to the house of feasting: for that is the end of all men; and the living will lay it to his heart. جامعه می‌گوید که اینک چون این را با آن مقابله کردم تا نتیجه را دریابم این را دریافتم، bible_en_fa Sorrow is better than laughter: for by the sadness of the countenance the heart is made better. که جان من تا به حال آن را جستجو می‌کند ونیافتم. یک مرد از هزار یافتم اما از جمیع آنها زنی نیافتم.همانا این را فقط دریافتم که خدا آدمی را راست آفرید، اما ایشان مخترعات بسیار طلبیدند. bible_en_fa The heart of the wise is in the house of mourning; but the heart of fools is in the house of mirth. همانا این را فقط دریافتم که خدا آدمی را راست آفرید، اما ایشان مخترعات بسیار طلبیدند. bible_en_fa It is better to hear the rebuke of the wise, than for a man to hear the song of fools. کیست که مثل مرد حکیم باشد وکیست که تفسیر امر را بفهمد؟ حکمت روی انسان راروشن می‌سازد و سختی چهره او تبدیل می‌شود. bible_en_fa For as the crackling of thorns under a pot, so is the laughter of the fool: this also is vanity. من تو را می‌گویم حکم پادشاه را نگاه دار واین را به‌سبب سوگند خدا. bible_en_fa Surely oppression maketh a wise man mad; and a gift destroyeth the heart. شتاب مکن تا ازحضور وی بروی و در امر بد جزم منما زیرا که اوهر‌چه می‌خواهد به عمل می‌آورد. bible_en_fa Better is the end of a thing than the beginning thereof: and the patient in spirit is better than the proud in spirit. جایی که سخن پادشاه است قوت هست و کیست که به اوبگوید چه می‌کنی؟ bible_en_fa Be not hasty in thy spirit to be angry: for anger resteth in the bosom of fools. هر‌که حکم را نگاه داردهیچ امر بد را نخواهد دید. و دل مرد حکیم وقت و قانون را می‌داند. bible_en_fa Say not thou, What is the cause that the former days were better than these? for thou dost not inquire wisely concerning this. زیرا که برای هر مطلب وقتی و قانونی است چونکه شرارت انسان بر وی سنگین است. bible_en_fa Wisdom is good with an inheritance: and by it there is profit to them that see the sun. زیرا آنچه را که واقع خواهد شداو نمی داند؛ و کیست که او را خبر دهد که چگونه خواهد شد؟ bible_en_fa For wisdom is a defence, and money is a defence: but the excellency of knowledge is, that wisdom giveth life to them that have it. کسی نیست که بر روح تسلطداشته باشد تا روح خود را نگاه دارد و کسی برروز موت تسلط ندارد؛ و در وقت جنگ مرخصی نیست و شرارت صاحبش را نجات نمی دهد. bible_en_fa Consider the work of God: for who can make that straight, which he hath made crooked? این همه را دیدم و دل خود را بر هر عملی که زیر آفتاب کرده شود مشغول ساختم، وقتی که انسان بر انسان به جهت ضررش حکمرانی می‌کند. bible_en_fa In the day of prosperity be joyful, but in the day of adversity consider: God also hath set the one over against the other, to the end that man should find nothing after him. و همچنین دیدم که شریران دفن شدند، و آمدند و از مکان مقدس رفتند و درشهری که در آن چنین عمل نمودند فراموش شدند. این نیز بطالت است. bible_en_fa All things have I seen in the days of my vanity: there is a just man that perisheth in his righteousness, and there is a wicked man that prolongeth his life in his wickedness. چونکه فتوی برعمل بد بزودی مجرا نمی شود، از این جهت دل بنی آدم در اندرون ایشان برای بدکرداری جازم می شود. bible_en_fa Be not righteous over much; neither make thyself over wise: why shouldest thou destroy thyself? اگر‌چه گناهکار صد مرتبه شرارت ورزد و عمر دراز کند، معهذا می‌دانم برای آنانی که از خدا بترسند و به حضور وی خائف باشندسعادتمندی خواهد بود. bible_en_fa Be not over much wicked, neither be thou foolish: why shouldest thou die before thy time? اما برای شریرسعادتمندی نخواهد بود و مثل سایه، عمر درازنخواهد کرد چونکه از خدا نمی ترسد. bible_en_fa It is good that thou shouldest take hold of this; yea, also from this withdraw not thine hand: for he that feareth God shall come forth of them all. بطالتی هست که بر روی زمین کرده می‌شود، یعنی عادلان هستند که بر ایشان مثل عمل شریران واقع می‌شود و شریران‌اند که بر ایشان مثل عمل عادلان واقع می‌شود. پس گفتم که این نیز بطالت است. bible_en_fa Wisdom strengtheneth the wise more than ten mighty men which are in the city. آنگاه شادمانی را مدح کردم زیرا که برای انسان زیر آسمان چیزی بهتر از این نیست که بخورد و بنوشد و شادی نماید و این در تمامی ایام عمرش که خدا در زیر آفتاب به وی دهد درمحنتش با او باقی ماند. bible_en_fa For there is not a just man upon earth, that doeth good, and sinneth not. چونکه دل خود را بر آن نهادم تا حکمت رابفهمم و تا شغلی را که بر روی زمین کرده شودببینم (چونکه هستند که شب و روز خواب را به چشمان خود نمی بینند)،آنگاه تمامی صنعت خدا را دیدم که انسان، کاری را که زیر آفتاب کرده می‌شود نمی تواند درک نماید و هر‌چند انسان برای تجسس آن زیاده تر تفحص نماید آن راکمتر درک می‌نماید و اگر‌چه مرد حکیم نیز گمان برد که آن را می‌داند اما آن را درک نخواهد نمود. bible_en_fa Also take no heed unto all words that are spoken; lest thou hear thy servant curse thee: آنگاه تمامی صنعت خدا را دیدم که انسان، کاری را که زیر آفتاب کرده می‌شود نمی تواند درک نماید و هر‌چند انسان برای تجسس آن زیاده تر تفحص نماید آن راکمتر درک می‌نماید و اگر‌چه مرد حکیم نیز گمان برد که آن را می‌داند اما آن را درک نخواهد نمود. bible_en_fa For oftentimes also thine own heart knoweth that thou thyself likewise hast cursed others. زیرا که جمیع این مطالب را در دل خود نهادم و این همه را غور نمودم که عادلان وحکیمان و اعمال ایشان در دست خداست. خواه محبت و خواه نفرت، انسان آن را نمی فهمد. همه‌چیز پیش روی ایشان است. bible_en_fa All this have I proved by wisdom: I said, I will be wise; but it was far from me. همه‌چیز برای همه کس مساوی است. برای عادلان و شریران یک واقعه است؛ برای خوبان و طاهران و نجسان؛ برای آنکه ذبح می‌کند و برای آنکه ذبح نمی کندواقعه یکی است. چنانکه نیکانند همچنان گناهکارانند؛ و آنکه قسم می‌خورد و آنکه از قسم خوردن می‌ترسد مساوی‌اند. bible_en_fa That which is far off, and exceeding deep, who can find it out? در تمامی اعمالی که زیر آفتاب کرده می‌شود، از همه بدتر این است که یک واقعه برهمه می‌شود و اینکه دل بنی آدم از شرارت پراست و مادامی که زنده هستند، دیوانگی در دل ایشان است و بعد از آن به مردگان می‌پیوندند. bible_en_fa I applied mine heart to know, and to search, and to seek out wisdom, and the reason of things, and to know the wickedness of folly, even of foolishness and madness: زیرا برای آنکه با تمامی زندگان می‌پیوندد، امیدهست چونکه سگ زنده از شیر مرده بهتر است. bible_en_fa And I find more bitter than death the woman, whose heart is snares and nets, and her hands as bands: whoso pleaseth God shall escape from her; but the sinner shall be taken by her. زانرو که زندگان می‌دانند که باید بمیرند، امامردگان هیچ نمی دانند و برای ایشان دیگر اجرت نیست چونکه ذکر ایشان فراموش می‌شود. bible_en_fa Behold, this have I found, saith the preacher, counting one by one, to find out the account: هم محبت و هم نفرت و حسد ایشان، حال نابود شده است و دیگر تا به ابد برای ایشان از هر‌آنچه زیرآفتاب کرده می‌شود، نصیبی نخواهد بود. bible_en_fa Which yet my soul seeketh, but I find not: one man among a thousand have I found; but a woman among all those have I not found. پس رفته، نان خود را به شادی بخور وشراب خود را به خوشدلی بنوش چونکه خدااعمال تو را قبل از این قبول فرموده است. bible_en_fa Lo, this only have I found, that God hath made man upright; but they have sought out many inventions. لباس تو همیشه سفید باشد و بر سر تو روغن کم نشود. bible_en_fa Who is as the wise man? and who knoweth the interpretation of a thing? a man's wisdom maketh his face to shine, and the boldness of his face shall be changed. جمیع روزهای عمر باطل خود را که او تو را درزیر آفتاب بدهد با زنی که دوست می‌داری درجمیع روزهای بطالت خود خوش بگذران. زیراکه از حیات خود و از زحمتی که زیر آفتاب می‌کشی نصیب تو همین است. bible_en_fa I counsel thee to keep the king's commandment, and that in regard of the oath of God. هر‌چه دستت به جهت عمل نمودن بیابد، همان را با توانایی خود به عمل آور چونکه در عالم اموات که به آن می‌روی نه کار و نه تدبیر و نه علم و نه حکمت است. bible_en_fa Be not hasty to go out of his sight: stand not in an evil thing; for he doeth whatsoever pleaseth him. برگشتم و زیر آفتاب دیدم که مسابقت برای تیزروان و جنگ برای شجاعان و نان نیز برای حکیمان و دولت برای فهیمان و نعمت برای عالمان نیست، زیرا که برای جمیع ایشان وقتی واتفاقی واقع می‌شود. bible_en_fa Where the word of a king is, there is power: and who may say unto him, What doest thou? و چونکه انسان نیز وقت خود را نمی داند، پس مثل ماهیانی که در تورسخت گرفتار و گنجشکانی که در دام گرفته می‌شوند، همچنان بنی آدم به وقت نامساعد هرگاه آن بر ایشان ناگهان بیفتد گرفتار می‌گردند. bible_en_fa Whoso keepeth the commandment shall feel no evil thing: and a wise man's heart discerneth both time and judgment. و نیز این حکم را در زیر آفتاب دیدم و آن نزد من عظیم بود: bible_en_fa Because to every purpose there is time and judgment, therefore the misery of man is great upon him. شهری کوچک بود که مردان در آن قلیل العدد بودند و پادشاهی بزرگ بر آن آمده، آن را محاصره نمود و سنگرهای عظیم برپاکرد. bible_en_fa For he knoweth not that which shall be: for who can tell him when it shall be? و در آن شهر مردی فقیر حکیم یافت شد، که شهر را به حکمت خود رهانید، اما کسی آن مرد فقیر را بیاد نیاورد. bible_en_fa There is no man that hath power over the spirit to retain the spirit; neither hath he power in the day of death: and there is no discharge in that war; neither shall wickedness deliver those that are given to it. آنگاه من گفتم حکمت از شجاعت بهتر است، هر‌چند حکمت این فقیررا خوار شمردند و سخنانش را نشنیدند. bible_en_fa All this have I seen, and applied my heart unto every work that is done under the sun: there is a time wherein one man ruleth over another to his own hurt. سخنان حکیمان که به آرامی گفته شود، ازفریاد حاکمی که در میان احمقان باشد زیاده مسموع می‌گردد.حکمت از اسلحه جنگ بهتر است. اما یک خطاکار نیکویی بسیار را فاسدتواند نمود. bible_en_fa And so I saw the wicked buried, who had come and gone from the place of the holy, and they were forgotten in the city where they had so done: this is also vanity. حکمت از اسلحه جنگ بهتر است. اما یک خطاکار نیکویی بسیار را فاسدتواند نمود. bible_en_fa Because sentence against an evil work is not executed speedily, therefore the heart of the sons of men is fully set in them to do evil. فاسد می‌سازد، و اندک حماقتی از حکمت و عزت سنگینتر است. bible_en_fa Though a sinner do evil an hundred times, and his days be prolonged, yet surely I know that it shall be well with them that fear God, which fear before him: دل مرد حکیم بطرف راستش مایل است و دل احمق بطرف چپش. bible_en_fa But it shall not be well with the wicked, neither shall he prolong his days, which are as a shadow; because he feareth not before God. ونیز چون احمق به راه می‌رود، عقلش ناقص می‌شود و به هر کس می‌گوید که احمق هستم. bible_en_fa There is a vanity which is done upon the earth; that there be just men, unto whom it happeneth according to the work of the wicked; again, there be wicked men, to whom it happeneth according to the work of the righteous: I said that this also is vanity. اگر خشم پادشاه بر تو انگیخته شود، مکان خود را ترک منما زیرا که تسلیم، خطایای عظیم را می‌نشاند. bible_en_fa Then I commended mirth, because a man hath no better thing under the sun, than to eat, and to drink, and to be merry: for that shall abide with him of his labour the days of his life, which God giveth him under the sun. بدی‌ای هست که زیر آفتاب دیده‌ام مثل سهوی که از جانب سلطان صادر شود. bible_en_fa When I applied mine heart to know wisdom, and to see the business that is done upon the earth: (for also there is that neither day nor night seeth sleep with his eyes:) جهالت بر مکان های بلند برافراشته می‌شود و دولتمندان در مکان اسفل می‌نشینند. bible_en_fa Then I beheld all the work of God, that a man cannot find out the work that is done under the sun: because though a man labour to seek it out, yet he shall not find it; yea further; though a wise man think to know it, yet shall he not be able to find it. غلامان را بر اسبان دیدم و امیران را مثل غلامان بر زمین روان. bible_en_fa For all this I considered in my heart even to declare all this, that the righteous, and the wise, and their works, are in the hand of God: no man knoweth either love or hatred by all that is before them. آنکه چاه می‌کند در آن می‌افتد و آنکه دیواررا می‌شکافد، مار وی را می‌گزد. bible_en_fa All things come alike to all: there is one event to the righteous, and to the wicked; to the good and to the clean, and to the unclean; to him that sacrificeth, and to him that sacrificeth not: as is the good, so is the sinner; and he that sweareth, as he that feareth an oath. آنکه سنگها رامی کند، از آنها مجروح می‌شود و آنکه درختان رامی برد از آنها در خطر می‌افتد. bible_en_fa This is an evil among all things that are done under the sun, that there is one event unto all: yea, also the heart of the sons of men is full of evil, and madness is in their heart while they live, and after that they go to the dead. اگر آهن کند باشد و دمش را تیز نکنند بایدقوت زیاده بکار آورد، اما حکمت به جهت کامیابی مفید است. bible_en_fa For to him that is joined to all the living there is hope: for a living dog is better than a dead lion. اگر مار پیش از آنکه افسون کنند بگزد پس افسونگر‌چه فایده دارد؟ bible_en_fa For the living know that they shall die: but the dead know not any thing, neither have they any more a reward; for the memory of them is forgotten. سخنان دهان حکیم فیض بخش است، امالبهای احمق خودش را می‌بلعد. bible_en_fa Also their love, and their hatred, and their envy, is now perished; neither have they any more a portion for ever in any thing that is done under the sun. ابتدای سخنان دهانش حماقت است و انتهای گفتارش دیوانگی موذی می‌باشد. bible_en_fa Go thy way, eat thy bread with joy, and drink thy wine with a merry heart; for God now accepteth thy works. احمق سخنان بسیارمی گوید، اما انسان آنچه را که واقع خواهد شدنمی داند و کیست که او را از آنچه بعد از وی واقع خواهد شد مخبر سازد؟ bible_en_fa Let thy garments be always white; and let thy head lack no ointment. محنت احمقان ایشان را خسته می‌سازد چونکه نمی دانند چگونه به شهر باید رفت. bible_en_fa Live joyfully with the wife whom thou lovest all the days of the life of thy vanity, which he hath given thee under the sun, all the days of thy vanity: for that is thy portion in this life, and in thy labour which thou takest under the sun. وای بر تو‌ای زمین وقتی که پادشاه تو طفل است و سرورانت صبحگاهان می‌خورند. bible_en_fa Whatsoever thy hand findeth to do, do it with thy might; for there is no work, nor device, nor knowledge, nor wisdom, in the grave, whither thou goest. خوشابحال تو‌ای زمین هنگامی که پادشاه توپسر نجبا است و سرورانت در وقتش برای تقویت می‌خورند و نه برای مستی. bible_en_fa I returned, and saw under the sun, that the race is not to the swift, nor the battle to the strong, neither yet bread to the wise, nor yet riches to men of understanding, nor yet favour to men of skill; but time and chance happeneth to them all. از کاهلی سقف خراب می‌شود و از سستی دستها، خانه آب پس می‌دهد. bible_en_fa For man also knoweth not his time: as the fishes that are taken in an evil net, and as the birds that are caught in the snare; so are the sons of men snared in an evil time, when it falleth suddenly upon them. بزم به جهت لهو و لعب می‌کنند و شراب زندگانی را شادمان می‌سازد، اما نقره همه‌چیز رامهیا می‌کند.پادشاه را در فکر خود نیز نفرین مکن ودولتمند را در اطاق خوابگاه خویش لعنت منمازیرا که مرغ هوا آواز تو را خواهد برد و بالدار، امررا شایع خواهد ساخت. bible_en_fa This wisdom have I seen also under the sun, and it seemed great unto me: پادشاه را در فکر خود نیز نفرین مکن ودولتمند را در اطاق خوابگاه خویش لعنت منمازیرا که مرغ هوا آواز تو را خواهد برد و بالدار، امررا شایع خواهد ساخت. bible_en_fa There was a little city, and few men within it; and there came a great king against it, and besieged it, and built great bulwarks against it: نان خود را بروی آبها بینداز، زیرا که بعد از روزهای بسیار آن را خواهی یافت. bible_en_fa Now there was found in it a poor wise man, and he by his wisdom delivered the city; yet no man remembered that same poor man. نصیبی به هفت نفر بلکه به هشت نفر ببخش زیراکه نمی دانی چه بلا بر زمین واقع خواهد شد. bible_en_fa Then said I, Wisdom is better than strength: nevertheless the poor man's wisdom is despised, and his words are not heard. اگرابرها پر از باران شود، آن را بر زمین می‌باراند و اگردرخت بسوی جنوب یا بسوی شمال بیفتد، درهمانجا که درخت افتاده است خواهد ماند. bible_en_fa The words of wise men are heard in quiet more than the cry of him that ruleth among fools. آنکه به باد نگاه می‌کند، نخواهد کشت و آنکه به ابرها نظر نماید، نخواهد دروید. bible_en_fa Wisdom is better than weapons of war: but one sinner destroyeth much good. چنانکه تونمی دانی که راه باد چیست یا چگونه استخوانهادر رحم زن حامله بسته می‌شود، همچنین عمل خدا را که صانع کل است نمی فهمی. bible_en_fa Dead flies cause the ointment of the apothecary to send forth a stinking savour: so doth a little folly him that is in reputation for wisdom and honour. بامدادان تخم خود را بکار و شامگاهان دست خود را بازمدار زیرا تو نمی دانی کدام‌یک از آنها این یا آن کامیاب خواهد شد یا هر دو آنها مثل هم نیکوخواهد گشت. bible_en_fa A wise man's heart is at his right hand; but a fool's heart at his left. البته روشنایی شیرین است ودیدن آفتاب برای چشمان نیکو است. bible_en_fa Yea also, when he that is a fool walketh by the way, his wisdom faileth him, and he saith to every one that he is a fool. هر‌چندانسان سالهای بسیار زیست نماید و در همه آنهاشادمان باشد، لیکن باید روزهای تاریکی را به یادآورد چونکه بسیار خواهد بود. پس هر‌چه واقع می‌شود بطالت است. bible_en_fa If the spirit of the ruler rise up against thee, leave not thy place; for yielding pacifieth great offences. ‌ای جوان در وقت شباب خود شادمان باش و در روزهای جوانی ات دلت تو را خوش سازد ودر راههای قلبت و بر وفق رویت چشمانت سلوک نما، لیکن بدان که به‌سبب این همه خدا تورا به محاکمه خواهد آورد.پس غم را از دل خود بیرون کن و بدی را از جسد خویش دور نمازیرا که جوانی و شباب باطل است. bible_en_fa There is an evil which I have seen under the sun, as an error which proceedeth from the ruler: پس غم را از دل خود بیرون کن و بدی را از جسد خویش دور نمازیرا که جوانی و شباب باطل است. bible_en_fa Folly is set in great dignity, and the rich sit in low place. پس آفریننده خود را در روزهای جوانی ات بیاد آور قبل از آنکه روزهای بلا برسد و سالها برسد که بگویی مرا از اینهاخوشی نیست. bible_en_fa I have seen servants upon horses, and princes walking as servants upon the earth. قبل از آنکه آفتاب و نور و ماه وستارگان تاریک شود و ابرها بعد از باران برگردد؛ bible_en_fa He that diggeth a pit shall fall into it; and whoso breaketh an hedge, a serpent shall bite him. در روزی که محافظان خانه بلرزند و صاحبان قوت، خویشتن را خم نمایند و دستاس کنندگان چونکه کم‌اند باز ایستند و آنانی که از پنجره هامی نگرند تاریک شوند. bible_en_fa Whoso removeth stones shall be hurt therewith; and he that cleaveth wood shall be endangered thereby. و درها در کوچه بسته شود و آواز آسیاب پست گردد و از صدای گنجشک برخیزد و جمیع مغنیات ذلیل شوند. bible_en_fa If the iron be blunt, and he do not whet the edge, then must he put to more strength: but wisdom is profitable to direct. واز هر بلندی بترسند و خوفها در راه باشد ودرخت بادام شکوفه آورد و ملخی بار سنگین باشد و اشتها بریده شود. چونکه انسان به خانه جاودانی خود می‌رود و نوحه‌گران در کوچه گردش می‌کنند. bible_en_fa Surely the serpent will bite without enchantment; and a babbler is no better. قبل از آنکه مفتول نقره گسیخته شود و کاسه طلا شکسته گردد و سبو نزدچشمه خرد شود و چرخ بر چاه منکسر گردد، bible_en_fa The words of a wise man's mouth are gracious; but the lips of a fool will swallow up himself. وخاک به زمین برگردد به طوری که بود. و روح نزدخدا که آن را بخشیده بود رجوع نماید. bible_en_fa The beginning of the words of his mouth is foolishness: and the end of his talk is mischievous madness. باطل اباطیل جامعه می‌گوید همه‌چیز بطالت است. bible_en_fa A fool also is full of words: a man cannot tell what shall be; and what shall be after him, who can tell him? و دیگر چونکه جامعه حکیم بود باز هم معرفت را به قوم تعلیم می‌داد و تفکر نموده، غوررسی می‌کرد و مثل های بسیار تالیف نمود. bible_en_fa The labour of the foolish wearieth every one of them, because he knoweth not how to go to the city. جامعه تفحص نمود تا سخنان مقبول را پیداکند و کلمات راستی را که به استقامت مکتوب باشد. bible_en_fa Woe to thee, O land, when thy king is a child, and thy princes eat in the morning! سخنان حکیمان مثل سکهای گاورانی است و کلمات ارباب جماعت مانند میخهای محکم شده می‌باشد، که از یک شبان داده شود. bible_en_fa Blessed art thou, O land, when thy king is the son of nobles, and thy princes eat in due season, for strength, and not for drunkenness! و علاوه بر اینها، ای پسر من پند بگیر. ساختن کتابهای بسیار انتها ندارد و مطالعه زیاد، تعب بدن است.پس ختم تمام امر را بشنویم. از خدابترس و اوامر او را نگاه دار چونکه تمامی تکلیف انسان این است. bible_en_fa By much slothfulness the building decayeth; and through idleness of the hands the house droppeth through. پس ختم تمام امر را بشنویم. از خدابترس و اوامر او را نگاه دار چونکه تمامی تکلیف انسان این است. bible_en_fa A feast is made for laughter, and wine maketh merry: but money answereth all things. غزل غزلها که از آن سلیمان است. bible_en_fa Curse not the king, no not in thy thought; and curse not the rich in thy bedchamber: for a bird of the air shall carry the voice, and that which hath wings shall tell the matter. او مرا به بوسه های دهان خود ببوسد زیرا که محبت تو از شراب نیکوتر است. bible_en_fa Cast thy bread upon the waters: for thou shalt find it after many days. عطرهای توبوی خوش دارد و اسم تو مثل عطر ریخته شده می‌باشد. بنابراین دوشیزگان، تو را دوست می‌دارند. bible_en_fa Give a portion to seven, and also to eight; for thou knowest not what evil shall be upon the earth. مرا بکش تا در عقب تو بدویم. پادشاه مرا به حجله های خود آورد. از تو وجد و شادی خواهیم کرد. محبت تو را از شراب زیاده ذکرخواهیم نمود. تو را از روی خلوص دوست می‌دارند. bible_en_fa If the clouds be full of rain, they empty themselves upon the earth: and if the tree fall toward the south, or toward the north, in the place where the tree falleth, there it shall be. ‌ای دختران اورشلیم، من سیه فام اماجمیل هستم، مثل خیمه های قیدار و مانندپرده های سلیمان. bible_en_fa He that observeth the wind shall not sow; and he that regardeth the clouds shall not reap. بر من نگاه نکنید چونکه سیه فام هستم، زیرا که آفتاب مرا سوخته است. پسران مادرم بر من خشم نموده، مرا ناطورتاکستانها ساختند، اما تاکستان خود را دیده بانی ننمودم. bible_en_fa As thou knowest not what is the way of the spirit, nor how the bones do grow in the womb of her that is with child: even so thou knowest not the works of God who maketh all. ‌ای حبیب جان من، مرا خبر ده که کجامی چرانی و در وقت ظهر گله را کجا می‌خوابانی؟ زیرا چرا نزد گله های رفیقانت مثل آواره گردم. bible_en_fa In the morning sow thy seed, and in the evening withhold not thine hand: for thou knowest not whether shall prosper, either this or that, or whether they both shall be alike good. ‌ای جمیل تر از زنان، اگر نمی دانی، در اثرگله‌ها بیرون رو و بزغاله هایت را نزد مسکن های شبانان بچران. bible_en_fa Truly the light is sweet, and a pleasant thing it is for the eyes to behold the sun: ‌ای محبوبه من، تو را به اسبی که در ارابه فرعون باشد تشبیه داده‌ام. bible_en_fa But if a man live many years, and rejoice in them all; yet let him remember the days of darkness; for they shall be many. All that cometh is vanity. رخسارهایت به جواهرها و گردنت به گردن بندها چه بسیار جمیل است. bible_en_fa Rejoice, O young man, in thy youth; and let thy heart cheer thee in the days of thy youth, and walk in the ways of thine heart, and in the sight of thine eyes: but know thou, that for all these things God will bring thee into judgment. زنجیرهای طلا با حبه های نقره برای توخواهیم ساخت. bible_en_fa Therefore remove sorrow from thy heart, and put away evil from thy flesh: for childhood and youth are vanity. چون پادشاه بر سفره خودمی نشیند، سنبل من بوی خود را می‌دهد. bible_en_fa Remember now thy Creator in the days of thy youth, while the evil days come not, nor the years draw nigh, when thou shalt say, I have no pleasure in them; محبوب من، مرا مثل طبله مر است که در میان پستانهای من می‌خوابد. bible_en_fa While the sun, or the light, or the moon, or the stars, be not darkened, nor the clouds return after the rain: محبوب من، برایم مثل خوشه بان درباغهای عین جدی می‌باشد. bible_en_fa In the day when the keepers of the house shall tremble, and the strong men shall bow themselves, and the grinders cease because they are few, and those that look out of the windows be darkened, اینک تو زیباهستی‌ای محبوبه من، اینک تو زیبا هستی وچشمانت مثل چشمان کبوتر است. bible_en_fa And the doors shall be shut in the streets, when the sound of the grinding is low, and he shall rise up at the voice of the bird, and all the daughters of musick shall be brought low; اینک تو زیبا و شیرین هستی‌ای محبوب من و تخت ما هم سبز است.تیرهای خانه ما از سرو آزاد است و سقف ما از چوب صنوبر. bible_en_fa Also when they shall be afraid of that which is high, and fears shall be in the way, and the almond tree shall flourish, and the grasshopper shall be a burden, and desire shall fail: because man goeth to his long home, and the mourners go about the streets: تیرهای خانه ما از سرو آزاد است و سقف ما از چوب صنوبر. bible_en_fa Or ever the silver cord be loosed, or the golden bowl be broken, or the pitcher be broken at the fountain, or the wheel broken at the cistern. من نرگس شارون و سوسن وادیها هستم. bible_en_fa Then shall the dust return to the earth as it was: and the spirit shall return unto God who gave it. چنانکه سوسن در میان خارها همچنان محبوبه من در میان دختران است. bible_en_fa Vanity of vanities, saith the preacher; all is vanity. چنانکه سیب در میان درختان جنگل همچنان محبوب من در میان پسران است. درسایه وی به شادمانی نشستم و میوه‌اش برای کامم شیرین بود. bible_en_fa And moreover, because the preacher was wise, he still taught the people knowledge; yea, he gave good heed, and sought out, and set in order many proverbs. مرا به میخانه آورد و علم وی بالای سر من محبت بود. bible_en_fa The preacher sought to find out acceptable words: and that which was written was upright, even words of truth. مرا به قرصهای کشمش تقویت دهید و مرا به سیبها تازه سازید، زیرا که من از عشق بیمار هستم. bible_en_fa The words of the wise are as goads, and as nails fastened by the masters of assemblies, which are given from one shepherd. دست چپش در زیر سر من است و دست راستش مرا در آغوش می‌کشد. bible_en_fa And further, by these, my son, be admonished: of making many books there is no end; and much study is a weariness of the flesh. ‌ای دختران اورشلیم، شما را به غزالها وآهوهای صحرا قسم می‌دهم که محبوب مرا تاخودش نخواهد بیدار نکنید و برنینگیزانید. bible_en_fa Let us hear the conclusion of the whole matter: Fear God, and keep his commandments: for this is the whole duty of man. آواز محبوب من است، اینک بر کوهها جستان وبر تلها خیزان می‌آید. bible_en_fa For God shall bring every work into judgment, with every secret thing, whether it be good, or whether it be evil. محبوب من مانند غزال یابچه آهو است. اینک او در عقب دیوار ما ایستاده، از پنجره‌ها می‌نگرد و از شبکه‌ها خویشتن رانمایان می‌سازد. bible_en_fa The song of songs, which is Solomon's. محبوب من مرا خطاب کرده، گفت: «ای محبوبه من و‌ای زیبایی من برخیز و بیا. bible_en_fa Let him kiss me with the kisses of his mouth: for thy love is better than wine. زیرا اینک زمستان گذشته و باران تمام شده ورفته است. bible_en_fa Because of the savour of thy good ointments thy name is as ointment poured forth, therefore do the virgins love thee. گلها بر زمین ظاهر شده و زمان الحان رسیده و آواز فاخته در ولایت ما شنیده می‌شود. bible_en_fa Draw me, we will run after thee: the king hath brought me into his chambers: we will be glad and rejoice in thee, we will remember thy love more than wine: the upright love thee. درخت انجیر میوه خود را می‌رساندو موها گل آورده، رایحه خوش می‌دهد. ای محبوبه من و‌ای زیبایی من، برخیز و بیا.» bible_en_fa I am black, but comely, O ye daughters of Jerusalem, as the tents of Kedar, as the curtains of Solomon. ‌ای کبوتر من که در شکافهای صخره و درستر سنگهای خارا هستی، چهره خود را به من بنما و آوازت را به من بشنوان زیرا که آواز تو لذیذو چهره ات خوشنما است. bible_en_fa Look not upon me, because I am black, because the sun hath looked upon me: my mother's children were angry with me; they made me the keeper of the vineyards; but mine own vineyard have I not kept. شغالها، شغالهای کوچک را که تاکستانها را خراب می‌کنند برای مابگیرید، زیرا که تاکستانهای ما گل آورده است. bible_en_fa Tell me, O thou whom my soul loveth, where thou feedest, where thou makest thy flock to rest at noon: for why should I be as one that turneth aside by the flocks of thy companions? محبوبم از آن من است و من از آن وی هستم. در میان سوسنها می‌چراند.‌ای محبوب من، برگرد و تا نسیم روز بوزد و سایه‌ها بگریزد، (مانند) غزال یا بچه آهو بر کوههای باتر باش. bible_en_fa If thou know not, O thou fairest among women, go thy way forth by the footsteps of the flock, and feed thy kids beside the shepherds' tents. ‌ای محبوب من، برگرد و تا نسیم روز بوزد و سایه‌ها بگریزد، (مانند) غزال یا بچه آهو بر کوههای باتر باش. bible_en_fa I have compared thee, O my love, to a company of horses in Pharaoh's chariots. شبانگاه در بستر خود او را که جانم دوست می دارد طلبیدم. او را جستجو کردم امانیافتم. bible_en_fa Thy cheeks are comely with rows of jewels, thy neck with chains of gold. گفتم الان برخاسته، در کوچه‌ها و شوارع شهر گشته، او را که جانم دوست می‌دارد خواهم طلبید. او را جستجو کردم اما نیافتم. bible_en_fa We will make thee borders of gold with studs of silver. کشیکچیانی که در شهر گردش می‌کنند مرایافتند. گفتم که «آیا محبوب جان مرا دیده‌اید؟» bible_en_fa While the king sitteth at his table, my spikenard sendeth forth the smell thereof. از ایشان چندان پیش نرفته بودم که او را که جانم دوست می‌دارد یافتم. و او را گرفته، رها نکردم تابه خانه مادر خود و به حجره والده خویش درآوردم. bible_en_fa A bundle of myrrh is my wellbeloved unto me; he shall lie all night betwixt my breasts. ‌ای دختران اورشلیم، شما را به غزالها وآهوهای صحرا قسم می‌دهم که محبوب مرا تاخودش نخواهد بیدار مکنید و برمینگیزانید. bible_en_fa My beloved is unto me as a cluster of camphire in the vineyards of En-gedi. این کیست که مثل ستونهای دود از بیابان برمی آید وبه مر و بخور و به همه عطریات تاجران معطراست؟ bible_en_fa Behold, thou art fair, my love; behold, thou art fair; thou hast doves' eyes. اینک تخت روان سلیمان است که شصت جبار از جباران اسرائیل به اطراف آن می‌باشند. bible_en_fa Behold, thou art fair, my beloved, yea, pleasant: also our bed is green. همگی ایشان شمشیر گرفته و جنگ آزموده هستند. شمشیر هر یک به‌سبب خوف شب بر رانش بسته است. bible_en_fa The beams of our house are cedar, and our rafters of fir. سلیمان پادشاه تخت روانی برای خویشتن از چوب لبنان ساخت. bible_en_fa I am the rose of Sharon, and the lily of the valleys. ستونهایش را از نقره و سقفش را از طلا وکرسی‌اش را از ارغوان ساخت، و وسطش به محبت دختران اورشلیم معرق بود.‌ای دختران صهیون، بیرون آیید و سلیمان پادشاه راببینید، با تاجی که مادرش در روز عروسی وی ودر روز شادی دلش آن را بر سر وی نهاد. bible_en_fa As the lily among thorns, so is my love among the daughters. ‌ای دختران صهیون، بیرون آیید و سلیمان پادشاه راببینید، با تاجی که مادرش در روز عروسی وی ودر روز شادی دلش آن را بر سر وی نهاد. bible_en_fa As the apple tree among the trees of the wood, so is my beloved among the sons. I sat down under his shadow with great delight, and his fruit was sweet to my taste. اینک تو زیبا هستی‌ای محبوبه من، اینک تو زیبا هستی و چشمانت از پشت برقع تومثل چشمان کبوتر است و موهایت مثل گله بزهااست که بر جانب کوه جلعاد خوابیده‌اند. bible_en_fa He brought me to the banqueting house, and his banner over me was love. دندانهایت مثل گله گوسفندان پشم بریده که ازشستن برآمده باشند و همگی آنها توام زاییده ودر آنها یکی هم نازاد نباشد. bible_en_fa Stay me with flagons, comfort me with apples: for I am sick of love. لبهایت مثل رشته قرمز و دهانت جمیل است و شقیقه هایت درعقب برقع تو مانند پاره انار است. bible_en_fa His left hand is under my head, and his right hand doth embrace me. گردنت مثل برج داود است که به جهت سلاح خانه بنا شده است و در آن هزار سپر یعنی همه سپرهای شجاعان آویزان است. bible_en_fa I charge you, O ye daughters of Jerusalem, by the roes, and by the hinds of the field, that ye stir not up, nor awake my love, till he please. دو پستانت مثل دو بچه توام آهو می‌باشد که در میان سوسنها می‌چرند، bible_en_fa The voice of my beloved! behold, he cometh leaping upon the mountains, skipping upon the hills. تا نسیم روز بوزد و سایه‌ها بگریزد. به کوه مر وبه تل کندر خواهم رفت. bible_en_fa My beloved is like a roe or a young hart: behold, he standeth behind our wall, he looketh forth at the windows, shewing himself through the lattice. ‌ای محبوبه من، تمامی تو زیبا می‌باشد. در توعیبی نیست. bible_en_fa My beloved spake, and said unto me, Rise up, my love, my fair one, and come away. بیا با من از لبنان‌ای عروس، با من ازلبنان بیا. از قله امانه از قله شنیر و حرمون ازمغاره های شیرها و از کوههای پلنگها بنگر. bible_en_fa For, lo, the winter is past, the rain is over and gone; ‌ای خواهر و عروس من دلم را به یکی از چشمانت وبه یکی از گردن بندهای گردنت ربودی. bible_en_fa The flowers appear on the earth; the time of the singing of birds is come, and the voice of the turtle is heard in our land; ‌ای خواهر و عروس من، محبتهایت چه بسیار لذیذ است. محبتهایت از شراب چه بسیار نیکوتر است و بوی عطرهایت از جمیع عطرها. bible_en_fa The fig tree putteth forth her green figs, and the vines with the tender grape give a good smell. Arise, my love, my fair one, and come away. ‌ای عروس من، لبهای تو عسل را می‌چکاند زیر زبان تو عسل و شیر است و بوی لباست مثل بوی لبنان است. bible_en_fa O my dove, that art in the clefts of the rock, in the secret places of the stairs, let me see thy countenance, let me hear thy voice; for sweet is thy voice, and thy countenance is comely. خواهر و عروس من، باغی بسته شده است. چشمه مقفل و منبع مختوم است. bible_en_fa Take us the foxes, the little foxes, that spoil the vines: for our vines have tender grapes. نهالهایت بستان انارها با میوه های نفیسه و بان و سنبل است. bible_en_fa My beloved is mine, and I am his: he feedeth among the lilies. سنبل و زعفران و نی و دارچینی با انواع درختان کندر، مر و عود با جمیع عطرهای نفیسه. bible_en_fa Until the day break, and the shadows flee away, turn, my beloved, and be thou like a roe or a young hart upon the mountains of Bether. چشمه باغها و برکه آب زنده و نهرهایی که ازلبنان جاری است.‌ای باد شمال، برخیز و‌ای باد جنوب، بیا. برباغ من بوز تا عطرهایش منتشر شود. محبوب من به باغ خود بیاید و میوه نفیسه خود را بخورد. bible_en_fa By night on my bed I sought him whom my soul loveth: I sought him, but I found him not. ‌ای باد شمال، برخیز و‌ای باد جنوب، بیا. برباغ من بوز تا عطرهایش منتشر شود. محبوب من به باغ خود بیاید و میوه نفیسه خود را بخورد. bible_en_fa I will rise now, and go about the city in the streets, and in the broad ways I will seek him whom my soul loveth: I sought him, but I found him not. ای خواهر و عروس من، به باغ خود آمدم. مر خود را با عطرهایم چیدم. شانه عسل خود را با عسل خویش خوردم. شراب خود را باشیر خویش نوشیدم.ای دوستان بخورید و‌ای یاران بنوشید و به سیری بیاشامید. bible_en_fa The watchmen that go about the city found me: to whom I said, Saw ye him whom my soul loveth? من در خواب هستم اما دلم بیدار است. آوازمحبوب من است که در را می‌کوبد (و می‌گوید): «از برای من باز کن‌ای خواهر من! ای محبوبه من وکبوترم و‌ای کامله من! زیرا که سر من از شبنم و زلفهایم از ترشحات شب پر است.» bible_en_fa It was but a little that I passed from them, but I found him whom my soul loveth: I held him, and would not let him go, until I had brought him into my mother's house, and into the chamber of her that conceived me. رخت خودرا کندم چگونه آن را بپوشم؟ پایهای خود راشستم چگونه آنها را چرکین نمایم؟ bible_en_fa I charge you, O ye daughters of Jerusalem, by the roes, and by the hinds of the field, that ye stir not up, nor awake my love, till he please. محبوب من دست خویش را از سوراخ در داخل ساخت واحشایم برای وی به جنبش آمد. bible_en_fa Who is this that cometh out of the wilderness like pillars of smoke, perfumed with myrrh and frankincense, with all powders of the merchant? من برخاستم تادر را به جهت محبوب خود باز کنم، و از دستم مرو از انگشتهایم مر صافی بر دسته قفل بچکید. bible_en_fa Behold his bed, which is Solomon's; threescore valiant men are about it, of the valiant of Israel. به جهت محبوب خود باز کردم اما محبوبم روگردانیده، رفته بود. چون او سخن می‌گفت جان از من بدر شده بود. او را جستجو کردم و نیافتم اورا خواندم و جوابم نداد. bible_en_fa They all hold swords, being expert in war: every man hath his sword upon his thigh because of fear in the night. کشیکچیانی که در شهرگردش می‌کنند مرا یافتند، بزدند و مجروح ساختند. دیده بانهای حصارها برقع مرا از من گرفتند. bible_en_fa King Solomon made himself a chariot of the wood of Lebanon. ‌ای دختران اورشلیم، شما را قسم می‌دهم که اگر محبوب مرا بیابید وی را گویید که من مریض عشق هستم. bible_en_fa He made the pillars thereof of silver, the bottom thereof of gold, the covering of it of purple, the midst thereof being paved with love, for the daughters of Jerusalem. ‌ای زیباترین زنان، محبوب تو از سایرمحبوبان چه برتری دارد و محبوب تو را بر سایرمحبوبان چه فضیلت است که ما را چنین قسم می‌دهی؟ bible_en_fa Go forth, O ye daughters of Zion, and behold king Solomon with the crown wherewith his mother crowned him in the day of his espousals, and in the day of the gladness of his heart. محبوب من سفید و سرخ‌فام است، و برهزارها افراشته شده است. bible_en_fa Behold, thou art fair, my love; behold, thou art fair; thou hast doves' eyes within thy locks: thy hair is as a flock of goats, that appear from mount Gilead. سر او طلای خالص است و زلفهایش به هم پیچیده و مانندغراب سیاه فام است. bible_en_fa Thy teeth are like a flock of sheep that are even shorn, which came up from the washing; whereof every one bear twins, and none is barren among them. چشمانش کبوتران نزدنهرهای آب است، با شیر شسته شده و درچشمخانه خود نشسته. bible_en_fa Thy lips are like a thread of scarlet, and thy speech is comely: thy temples are like a piece of a pomegranate within thy locks. رخسارهایش مثل باغچه بلسان و پشته های ریاحین می‌باشد. لبهایش سوسنها است که از آنها مر صافی می چکد. bible_en_fa Thy neck is like the tower of David builded for an armoury, whereon there hang a thousand bucklers, all shields of mighty men. دستهایش حلقه های طلاست که به زبرجد منقش باشد و بر او عاج شفاف است که به یاقوت زرد مرصع بود. bible_en_fa Thy two breasts are like two young roes that are twins, which feed among the lilies. ساقهایش ستونهای مرمر بر پایه های زر ناب موسس شده، سیمایش مثل لبنان و مانند سروهای آزاد برگزیده است.دهان او بسیار شیرین و تمام او مرغوبترین است. این است محبوب من و این است یار من‌ای دختران اورشلیم. bible_en_fa Until the day break, and the shadows flee away, I will get me to the mountain of myrrh, and to the hill of frankincense. دهان او بسیار شیرین و تمام او مرغوبترین است. این است محبوب من و این است یار من‌ای دختران اورشلیم. bible_en_fa Thou art all fair, my love; there is no spot in thee. محبوب تو کجا رفته است‌ای زیباترین زنان؟ محبوب تو کجا توجه نموده است تااو را با تو بطلبیم؟ bible_en_fa Come with me from Lebanon, my spouse, with me from Lebanon: look from the top of Amana, from the top of Shenir and Hermon, from the lions' dens, from the mountains of the leopards. محبوب من به باغ خویش و نزد باغچه های بلسان فرود شده است، تا در باغات بچراند وسوسنها بچیند. bible_en_fa Thou hast ravished my heart, my sister, my spouse; thou hast ravished my heart with one of thine eyes, with one chain of thy neck. من از آن محبوب خود ومحبوبم از آن من است. در میان سوسنها گله رامی چراند. bible_en_fa How fair is thy love, my sister, my spouse! how much better is thy love than wine! and the smell of thine ointments than all spices! ‌ای محبوبه من، تو مثل ترصه جمیل و ماننداورشلیم زیبا و مثل لشکرهای بیدق دار مهیب هستی. bible_en_fa Thy lips, O my spouse, drop as the honeycomb: honey and milk are under thy tongue; and the smell of thy garments is like the smell of Lebanon. چشمانت را از من برگردان زیرا آنها برمن غالب شده است. مویهایت مثل گله بزها است که بر جانب کوه جلعاد خوابیده باشند. bible_en_fa A garden inclosed is my sister, my spouse; a spring shut up, a fountain sealed. دندانهایت مانند گله گوسفندان است که ازشستن برآمده باشند. و همگی آنها توام زاییده ودر آنها یکی هم نازاد نباشد. bible_en_fa Thy plants are an orchard of pomegranates, with pleasant fruits; camphire, with spikenard, شقیقه هایت درعقب برقع تو مانند پاره انار است. bible_en_fa Spikenard and saffron; calamus and cinnamon, with all trees of frankincense; myrrh and aloes, with all the chief spices: شصت ملکه وهشتاد متعه و دوشیزگان بیشماره هستند. bible_en_fa A fountain of gardens, a well of living waters, and streams from Lebanon. اما کبوتر من و کامله من یکی است. او یگانه مادرخویش و مختاره والده خود می‌باشد. دختران اورا دیده، خجسته گفتند. ملکه‌ها و متعه‌ها بر اونگریستند و او را مدح نمودند. bible_en_fa Awake, O north wind; and come, thou south; blow upon my garden, that the spices thereof may flow out. Let my beloved come into his garden, and eat his pleasant fruits. این کیست که مثل صبح می‌درخشد؟ ومانند ماه جمیل و مثل آفتاب طاهر و مانند لشکربیدق دار مهیب است؟ bible_en_fa I am come into my garden, my sister, my spouse: I have gathered my myrrh with my spice; I have eaten my honeycomb with my honey; I have drunk my wine with my milk: eat, O friends; drink, yea, drink abundantly, O beloved. به باغ درختان جوز فرود شدم تا سبزیهای وادی را بنگرم و ببینم که آیا مو شکوفه آورده وانار گل کرده است. bible_en_fa I sleep, but my heart waketh: it is the voice of my beloved that knocketh, saying, Open to me, my sister, my love, my dove, my undefiled: for my head is filled with dew, and my locks with the drops of the night. بی‌آنکه ملتفت شوم که ناگاه جانم مرا مثل عرابه های عمیناداب ساخت.برگرد، برگرد‌ای شولمیت برگرد، برگرد تابر تو بنگریم. bible_en_fa I have put off my coat; how shall I put it on? I have washed my feet; how shall I defile them? برگرد، برگرد‌ای شولمیت برگرد، برگرد تابر تو بنگریم. bible_en_fa My beloved put in his hand by the hole of the door, and my bowels were moved for him. در شولمیت چه می‌بینی؟ مثل محفل دولشکر. bible_en_fa I rose up to open to my beloved; and my hands dropped with myrrh, and my fingers with sweet smelling myrrh, upon the handles of the lock. ناف تو مثل کاسه مدور است که شراب ممزوج در آن کم نباشد. بر تو توده گندم است که سوسنها آن را احاطه کرده باشد. bible_en_fa I opened to my beloved; but my beloved had withdrawn himself, and was gone: my soul failed when he spake: I sought him, but I could not find him; I called him, but he gave me no answer. دو پستان تومثل دو بچه توام غزال است. bible_en_fa The watchmen that went about the city found me, they smote me, they wounded me; the keepers of the walls took away my veil from me. گردن تو مثل برج عاج و چشمانت مثل برکه های حشبون نزددروازه بیت ربیم. بینی تو مثل برج لبنان است که بسوی دمشق مشرف می‌باشد. bible_en_fa I charge you, O daughters of Jerusalem, if ye find my beloved, that ye tell him, that I am sick of love. سرت بر تو مثل کرمل و موی سرت مانند ارغوان است. و پادشاه در طره هایش اسیر می‌باشد. bible_en_fa What is thy beloved more than another beloved, O thou fairest among women? what is thy beloved more than another beloved, that thou dost so charge us? ‌ای محبوبه، چه بسیار زیبا و چه بسیار شیرین به‌سبب لذتهاهستی. bible_en_fa My beloved is white and ruddy, the chiefest among ten thousand. این قامت تو مانند درخت خرما وپستانهایت مثل خوشه های انگور می‌باشد. bible_en_fa His head is as the most fine gold, his locks are bushy, and black as a raven. گفتم که به درخت خرما برآمده، شاخه هایش راخواهم گرفت. و پستانهایت مثل خوشه های انگور و بوی نفس تو مثل سیبها باشد. bible_en_fa His eyes are as the eyes of doves by the rivers of waters, washed with milk, and fitly set. و دهان تومانند شراب بهترین برای محبوبم که به ملایمت فرو رود و لبهای خفتگان را متکلم سازد. bible_en_fa His cheeks are as a bed of spices, as sweet flowers: his lips like lilies, dropping sweet smelling myrrh. من از آن محبوب خود هستم و اشتیاق وی بر من است. bible_en_fa His hands are as gold rings set with the beryl: his belly is as bright ivory overlaid with sapphires. بیا‌ای محبوب من به صحرا بیرون برویم، و در دهات ساکن شویم. bible_en_fa His legs are as pillars of marble, set upon sockets of fine gold: his countenance is as Lebanon, excellent as the cedars. و صبح زود به تاکستانها برویم و ببینیم که آیا انگور گل کرده وگلهایش گشوده و انارها گل داده باشد. در آنجامحبت خود را به تو خواهم داد.مهر گیاههابوی خود را می‌دهد و نزد درهای ما هر قسم میوه نفیس تازه و کهنه هست که آنها را برای تو‌ای محبوب من جمع کرده‌ام. bible_en_fa His mouth is most sweet: yea, he is altogether lovely. This is my beloved, and this is my friend, O daughters of Jerusalem. مهر گیاههابوی خود را می‌دهد و نزد درهای ما هر قسم میوه نفیس تازه و کهنه هست که آنها را برای تو‌ای محبوب من جمع کرده‌ام. bible_en_fa Whither is thy beloved gone, O thou fairest among women? whither is thy beloved turned aside? that we may seek him with thee. کاش که مثل برادر من که پستانهای مادر مرامکید می‌بودی، تا چون تو را بیرون می‌یافتم تو را می‌بوسیدم و مرا رسوانمی ساختند. bible_en_fa My beloved is gone down into his garden, to the beds of spices, to feed in the gardens, and to gather lilies. تو را رهبری می‌کردم و به خانه مادرم در می‌آوردم تا مرا تعلیم می‌دادی تا شراب ممزوج و عصیر انار خود را به تو می‌نوشانیدم. bible_en_fa I am my beloved's, and my beloved is mine: he feedeth among the lilies. دست چپ او زیر سر من می‌بود و دست راستش مرا در آغوش می‌کشید. bible_en_fa Thou art beautiful, O my love, as Tirzah, comely as Jerusalem, terrible as an army with banners. ‌ای دختران اورشلیم شما را قسم می‌دهم که محبوب مرا تا خودش نخواهد بیدار نکنید و برنینگیزانید. bible_en_fa Turn away thine eyes from me, for they have overcome me: thy hair is as a flock of goats that appear from Gilead. این کیست که بر محبوب خود تکیه کرده، ازصحرا برمی آید؟ bible_en_fa Thy teeth are as a flock of sheep which go up from the washing, whereof every one beareth twins, and there is not one barren among them. مرا مثل خاتم بر دلت و مثل نگین بر بازویت بگذار، زیرا که محبت مثل موت زورآور است و غیرت مثل هاویه ستم کیش می‌باشد. شعله هایش شعله های آتش و لهیب یهوه است. bible_en_fa As a piece of a pomegranate are thy temples within thy locks. آبهای بسیار محبت را خاموش نتواند کرد و سیلها آن را نتواند فرو نشانید. اگر کسی تمامی اموال خانه خویش رابرای محبت بدهد آن را البته خوار خواهندشمرد. bible_en_fa There are threescore queens, and fourscore concubines, and virgins without number. ما را خواهری کوچک است که پستان ندارد. به جهت خواهر خود در روزی که او راخواستگاری کنند چه بکنیم؟ bible_en_fa My dove, my undefiled is but one; she is the only one of her mother, she is the choice one of her that bare her. The daughters saw her, and blessed her; yea, the queens and the concubines, and they praised her. اگر دیوار می‌بود، بر او برج نقره‌ای بنا می‌کردیم. و اگر دروازه می‌بود، او را به تخته های سرو آزادمی پوشانیدیم. bible_en_fa Who is she that looketh forth as the morning, fair as the moon, clear as the sun, and terrible as an army with banners? من دیوار هستم و پستانهایم مثل برجهااست. لهذا در نظر او از‌جمله یابندگان سلامتی شده‌ام. bible_en_fa I went down into the garden of nuts to see the fruits of the valley, and to see whether the vine flourished, and the pomegranates budded. سلیمان تاکستانی در بعل هامون داشت و تاکستان را به ناطوران سپرد، که هر کس برای میوه‌اش هزار نقره بدهد. bible_en_fa Or ever I was aware, my soul made me like the chariots of Amminadib. تاکستانم که از آن من است پیش روی من می‌باشد. برای تو‌ای سلیمان هزار و برای ناطوران میوه‌اش، دویست خواهدبود.‌ای (محبوبه ) که در باغات می‌نشینی، رفیقان آواز تو را می‌شنوند، مرا نیز بشنوان. bible_en_fa Return, return, O Shulamite; return, return, that we may look upon thee. What will ye see in the Shulamite? As it were the company of two armies. ‌ای (محبوبه ) که در باغات می‌نشینی، رفیقان آواز تو را می‌شنوند، مرا نیز بشنوان. bible_en_fa How beautiful are thy feet with shoes, O prince's daughter! the joints of thy thighs are like jewels, the work of the hands of a cunning workman. رویای اشعیا ابن آموص که آن را درباره یهودا و اورشلیم، در روزهای عزیا و یوتام و آحاز و حزقیا پادشاهان یهودا دید. bible_en_fa Thy navel is like a round goblet, which wanteth not liquor: thy belly is like an heap of wheat set about with lilies. ‌ای آسمان بشنو و‌ای زمین گوش بگیر زیراخداوند سخن می‌گوید. پسران پروردم وبرافراشتم اما ایشان بر من عصیان ورزیدند. bible_en_fa Thy two breasts are like two young roes that are twins. گاومالک خویش را و الاغ آخور صاحب خود رامی شناسد، اما اسرائیل نمی شناسند و قوم من فهم ندارند. bible_en_fa Thy neck is as a tower of ivory; thine eyes like the fishpools in Heshbon, by the gate of Bath-rabbim: thy nose is as the tower of Lebanon which looketh toward Damascus. وای بر امت خطاکار و قومی که زیربار گناه می‌باشند و بر ذریت شریران و پسران مفسد. خداوند را ترک کردند و قدوس اسرائیل رااهانت نمودند و بسوی عقب منحرف شدند. bible_en_fa Thine head upon thee is like Carmel, and the hair of thine head like purple; the king is held in the galleries. چرا دیگر ضرب یابید و زیاده فتنه نمایید؟ تمامی سر بیمار است و تمامی دل مریض. bible_en_fa How fair and how pleasant art thou, O love, for delights! ازکف پا تا به‌سر در آن تندرستی نیست بلکه جراحت و کوفتگی و زخم متعفن، که نه بخیه شده و نه بسته گشته و نه با روغن التیام شده است. bible_en_fa This thy stature is like to a palm tree, and thy breasts to clusters of grapes. ولایت شما ویران و شهرهای شما به آتش سوخته شده است. غریبان، زمین شما را در نظرشما می‌خورند و آن مثل واژگونی بیگانگان خراب گردیده است. bible_en_fa I said, I will go up to the palm tree, I will take hold of the boughs thereof: now also thy breasts shall be as clusters of the vine, and the smell of thy nose like apples; و دختر صهیون مثل سایه بان در تاکستان و مانند کپر در بوستان خیار ومثل شهر محاصره شده، متروک است. bible_en_fa And the roof of thy mouth like the best wine for my beloved, that goeth down sweetly, causing the lips of those that are asleep to speak. اگر یهوه صبایوت بقیه اندکی برای ما وا نمی گذاشت، مثل سدوم می‌شدیم و مانند عموره می‌گشتیم. bible_en_fa I am my beloved's, and his desire is toward me. ‌ای حاکمان سدوم کلام خداوند را بشنویدو‌ای قوم عموره شریعت خدای ما را گوش بگیرید. bible_en_fa Come, my beloved, let us go forth into the field; let us lodge in the villages. خداوند می‌گوید از کثرت قربانی های شما مرا چه فایده است؟ از قربانی های سوختنی قوچها و پیه پرواریها سیر شده‌ام و به خون گاوان و بره‌ها و بزها رغبت ندارم. bible_en_fa Let us get up early to the vineyards; let us see if the vine flourish, whether the tender grape appear, and the pomegranates bud forth: there will I give thee my loves. وقتی که می‌آیید تابه حضور من حاضر شوید، کیست که این را ازدست شما طلبیده است که دربار مرا پایمال کنید؟ bible_en_fa The mandrakes give a smell, and at our gates are all manner of pleasant fruits, new and old, which I have laid up for thee, O my beloved. هدایای باطل دیگر میاورید. بخور نزدمن مکروه است و غره ماه و سبت و دعوت جماعت نیز. گناه را با محفل مقدس نمی توانم تحمل نمایم. bible_en_fa O that thou wert as my brother, that sucked the breasts of my mother! when I should find thee without, I would kiss thee; yea, I should not be despised. غره‌ها و عیدهای شما را جان من نفرت دارد؛ آنها برای من بار سنگین است که ازتحمل نمودنش خسته شده‌ام. bible_en_fa I would lead thee, and bring thee into my mother's house, who would instruct me: I would cause thee to drink of spiced wine of the juice of my pomegranate. هنگامی که دستهای خود را دراز می‌کنید، چشمان خود را ازشما خواهم پوشانید و چون دعای بسیارمی کنید، اجابت نخواهم نمود زیرا که دستهای شما پر از خون است. bible_en_fa His left hand should be under my head, and his right hand should embrace me. خویشتن را شسته، طاهرنمایید و بدی اعمال خویش را از نظر من دورکرده، از شرارت دست بردارید. bible_en_fa I charge you, O daughters of Jerusalem, that ye stir not up, nor awake my love, until he please. نیکوکاری رابیاموزید و انصاف را بطلبید. مظلومان را رهایی دهید. یتیمان را دادرسی کنید و بیوه‌زنان راحمایت نمایید. bible_en_fa Who is this that cometh up from the wilderness, leaning upon her beloved? I raised thee up under the apple tree: there thy mother brought thee forth: there she brought thee forth that bare thee. خداوند می‌گوید بیایید تا با همدیگر محاجه نماییم. اگر گناهان شما مثل ارغوان باشد مانند برف سفید خواهد شد و اگرمثل قرمز سرخ باشد، مانند پشم خواهد شد. bible_en_fa Set me as a seal upon thine heart, as a seal upon thine arm: for love is strong as death; jealousy is cruel as the grave: the coals thereof are coals of fire, which hath a most vehement flame. اگر خواهش داشته، اطاعت نمایید، نیکویی زمین را خواهید خورد. bible_en_fa Many waters cannot quench love, neither can the floods drown it: if a man would give all the substance of his house for love, it would utterly be contemned. اما اگر ابا نموده، تمردکنید شمشیر شما را خواهد خورد زیرا که دهان خداوند چنین می‌گوید. bible_en_fa We have a little sister, and she hath no breasts: what shall we do for our sister in the day when she shall be spoken for? شهر امین چگونه زانیه شده است. آنکه ازانصاف مملو می‌بود و عدالت در وی سکونت می‌داشت، اما حال قاتلان. bible_en_fa If she be a wall, we will build upon her a palace of silver: and if she be a door, we will inclose her with boards of cedar. نقره تو به درد مبدل شده، و شراب تو از آب ممزوج گشته است. bible_en_fa I am a wall, and my breasts like towers: then was I in his eyes as one that found favour. سروران تو متمرد شده و رفیق دزدان گردیده، هریک از ایشان رشوه را دوست می‌دارند و در‌پی هدایا می‌روند. یتیمان را دادرسی نمی نمایند ودعوی بیوه‌زنان نزد ایشان نمی رسد. bible_en_fa Solomon had a vineyard at Baal-hamon; he let out the vineyard unto keepers; every one for the fruit thereof was to bring a thousand pieces of silver. بنابراین، خداوند یهوه صبایوت، قدیر اسرائیل می‌گویدهان من از خصمان خود استراحت خواهم یافت واز دشمنان خویش انتقام خواهم کشید. bible_en_fa My vineyard, which is mine, is before me: thou, O Solomon, must have a thousand, and those that keep the fruit thereof two hundred. ودست خود را بر تو برگردانیده، درد تو را بالکل پاک خواهم کرد، و تمامی ریمت را دور خواهم ساخت. bible_en_fa Thou that dwellest in the gardens, the companions hearken to thy voice: cause me to hear it. و داوران تو را مثل اول و مشیران تو رامثل ابتدا خواهم برگردانید و بعد از آن، به شهرعدالت و قریه امین مسمی خواهی شد. bible_en_fa Make haste, my beloved, and be thou like to a roe or to a young hart upon the mountains of spices. صهیون به انصاف فدیه داده خواهد شد وانابت کنندگانش به عدالت. bible_en_fa The vision of Isaiah the son of Amoz, which he saw concerning Judah and Jerusalem in the days of Uzziah, Jotham, Ahaz, and Hezekiah, kings of Judah. و هلاکت عاصیان و گناهکاران با هم خواهد شد و آنانی که خداوندرا ترک نمایند، نابود خواهند گردید. bible_en_fa Hear, O heavens, and give ear, O earth: for the LORD hath spoken, I have nourished and brought up children, and they have rebelled against me. زیراایشان از درختان بلوطی که شما خواسته بودیدخجل خواهند شد و از باغاتی که شما برگزیده بودید رسوا خواهند گردید. bible_en_fa The ox knoweth his owner, and the ass his master's crib: but Israel doth not know, my people doth not consider. زیرا شما مثل بلوطی که برگش پژمرده و مانند باغی که آب نداشته باشد خواهید شد.و مرد زورآور پرزه کتان و عملش شعله خواهد شد و هردوی آنها باهم سوخته خواهند گردید و خاموش کننده‌ای نخواهد بود. bible_en_fa Ah sinful nation, a people laden with iniquity, a seed of evildoers, children that are corrupters: they have forsaken the LORD, they have provoked the Holy One of Israel unto anger, they are gone away backward. و مرد زورآور پرزه کتان و عملش شعله خواهد شد و هردوی آنها باهم سوخته خواهند گردید و خاموش کننده‌ای نخواهد بود. bible_en_fa Why should ye be stricken any more? ye will revolt more and more: the whole head is sick, and the whole heart faint. کلامی که اشعیا ابن آموص درباره یهودا واورشلیم دید. bible_en_fa From the sole of the foot even unto the head there is no soundness in it; but wounds, and bruises, and putrifying sores: they have not been closed, neither bound up, neither mollified with ointment. و در ایام آخر واقع خواهد شد که کوه خانه خداوند برقله کوهها ثابت خواهد شد و فوق تلهابرافراشته خواهد گردید و جمیع امت‌ها بسوی آن روان خواهند شد. bible_en_fa Your country is desolate, your cities are burned with fire: your land, strangers devour it in your presence, and it is desolate, as overthrown by strangers. و قوم های بسیار عزیمت کرده، خواهند گفت: «بیایید تا به کوه خداوند و به خانه خدای یعقوب برآییم تا طریق های خویش را به ما تعلیم دهد و به راههای وی سلوک نماییم.» زیرا که شریعت از صهیون و کلام خداوند از اورشلیم صادر خواهد شد. bible_en_fa And the daughter of Zion is left as a cottage in a vineyard, as a lodge in a garden of cucumbers, as a besieged city. و اوامت‌ها را داوری خواهد نمود و قوم های بسیاری را تنبیه خواهد کرد و ایشان شمشیرهای خود رابرای گاوآهن و نیزه های خویش را برای اره هاخواهند شکست و امتی بر امتی شمشیر نخواهدکشید و بار دیگر جنگ را نخواهند آموخت. bible_en_fa Except the LORD of hosts had left unto us a very small remnant, we should have been as Sodom, and we should have been like unto Gomorrah. ‌ای خاندان یعقوب بیایید تا در نور خداوند سلوک نماییم. bible_en_fa Hear the word of the LORD, ye rulers of Sodom; give ear unto the law of our God, ye people of Gomorrah. زیرا قوم خود یعنی خاندان یعقوب را ترک کرده‌ای، چونکه از رسوم مشرقی مملو و مانندفلسطینیان فالگیر شده‌اند و با پسران غربا دست زده‌اند، bible_en_fa To what purpose is the multitude of your sacrifices unto me? saith the LORD: I am full of the burnt offerings of rams, and the fat of fed beasts; and I delight not in the blood of bullocks, or of lambs, or of he goats. و زمین ایشان از نقره و طلا پر شده وخزاین ایشان را انتهایی نیست، و زمین ایشان ازاسبان پر است و ارابه های ایشان را انتهایی نیست؛ bible_en_fa When ye come to appear before me, who hath required this at your hand, to tread my courts? و زمین ایشان از بتها پر است؛ صنعت دستهای خویش را که به انگشتهای خود ساخته‌اند سجده می‌نمایند. bible_en_fa Bring no more vain oblations; incense is an abomination unto me; the new moons and sabbaths, the calling of assemblies, I cannot away with; it is iniquity, even the solemn meeting. و مردم خم شده و مردان پست می‌شوند. لهذا ایشان را نخواهی آمرزید. bible_en_fa Your new moons and your appointed feasts my soul hateth: they are a trouble unto me; I am weary to bear them. از ترس خداوند و از کبریای جلال وی به صخره داخل شده، خویشتن را در خاک پنهان کن. bible_en_fa And when ye spread forth your hands, I will hide mine eyes from you: yea, when ye make many prayers, I will not hear: your hands are full of blood. چشمان بلند انسان پست و تکبر مردان خم خواهد شد و در آن روز خداوند به تنهایی متعال خواهد بود. bible_en_fa Wash you, make you clean; put away the evil of your doings from before mine eyes; cease to do evil; زیرا که برای یهوه صبایوت روزی است که بر هرچیز بلند و عالی خواهد آمد و برهرچیز مرتفع، و آنها پست خواهد شد؛ bible_en_fa Learn to do well; seek judgment, relieve the oppressed, judge the fatherless, plead for the widow. و برهمه سروهای آزاد بلند و رفیع لبنان و بر تمامی بلوطهای باشان؛ bible_en_fa Come now, and let us reason together, saith the LORD: though your sins be as scarlet, they shall be as white as snow; though they be red like crimson, they shall be as wool. و بر همه کوههای عالی و برجمیع تلهای بلند؛ bible_en_fa If ye be willing and obedient, ye shall eat the good of the land: و بر هربرج مرتفع و بر هرحصار منیع؛ bible_en_fa But if ye refuse and rebel, ye shall be devoured with the sword: for the mouth of the LORD hath spoken it. و برهمه کشتیهای ترشیش وبرهمه مصنوعات مرغوب؛ bible_en_fa How is the faithful city become an harlot! it was full of judgment; righteousness lodged in it; but now murderers. و کبریای انسان خم شود و تکبر مردان پست خواهد شد. و در آن روز خداوند به تنهایی متعال خواهد بود، bible_en_fa Thy silver is become dross, thy wine mixed with water: وبتها بالکل تلف خواهند شد. bible_en_fa Thy princes are rebellious, and companions of thieves: every one loveth gifts, and followeth after rewards: they judge not the fatherless, neither doth the cause of the widow come unto them. و ایشان به مغاره های صخره‌ها و حفره های خاک داخل خواهند شد، به‌سبب ترس خداوند وکبریای جلال وی هنگامی که او برخیزد تا زمین را متزلزل سازد. bible_en_fa Therefore saith the Lord, the LORD of hosts, the mighty One of Israel, Ah, I will ease me of mine adversaries, and avenge me of mine enemies: در آن روز مردمان، بتهای نقره و بتهای طلای خود را که برای عبادت خویش ساخته‌اند، نزد موش کوران و خفاشها خواهندانداخت، bible_en_fa And I will turn my hand upon thee, and purely purge away thy dross, and take away all thy tin: تا به مغاره های صخره‌ها و شکافهای سنگ خارا داخل شوند، به‌سبب ترس خداوند و کبریای جلال وی هنگامی که او برخیزد تا زمین را متزلزل سازد.شما از انسانی که نفس او دربینی‌اش می‌باشد دست برکشید زیرا که او به چه چیز محسوب می‌شود؟ bible_en_fa And I will restore thy judges as at the first, and thy counsellers as at the beginning: afterward thou shalt be called, The city of righteousness, the faithful city. شما از انسانی که نفس او دربینی‌اش می‌باشد دست برکشید زیرا که او به چه چیز محسوب می‌شود؟ bible_en_fa Zion shall be redeemed with judgment, and her converts with righteousness. زیرا اینک خداوند یهوه صبایوت پایه ورکن را از اورشلیم و یهودا، یعنی تمامی پایه نان و تمامی پایه آب را دور خواهد کرد، bible_en_fa And the destruction of the transgressors and of the sinners shall be together, and they that forsake the LORD shall be consumed. وشجاعان و مردان جنگی و داوران و انبیا وفالگیران و مشایخ را، bible_en_fa For they shall be ashamed of the oaks which ye have desired, and ye shall be confounded for the gardens that ye have chosen. و سرداران پنجاهه وشریفان و مشیران و صنعت گران ماهر و ساحران حاذق را. bible_en_fa For ye shall be as an oak whose leaf fadeth, and as a garden that hath no water. و اطفال را بر ایشان حاکم خواهم ساخت و کودکان بر ایشان حکمرانی خواهندنمود. bible_en_fa And the strong shall be as tow, and the maker of it as a spark, and they shall both burn together, and none shall quench them. و قوم مظلوم خواهند شد، هرکس ازدست دیگری و هرشخص از همسایه خویش. واطفال بر پیران و پستان بر شریفان تمرد خواهندنمود. bible_en_fa the word that Isaiah the son of Amoz saw concerning Judah and Jerusalem. چون شخصی به برادر خویش در خانه پدرش متمسک شده، بگوید: «تو را رخوت هست پس حاکم ما شو و این خرابی در زیر دست تو باشد»، bible_en_fa And it shall come to pass in the last days, that the mountain of the LORD's house shall be established in the top of the mountains, and shall be exalted above the hills; and all nations shall flow unto it. در آن روز او آواز خود را بلند کرده، خواهد گفت: «من علاج کننده نتوانم شد زیرا درخانه من نه نان و نه لباس است پس مرا حاکم قوم مسازید.» bible_en_fa And many people shall go and say, Come ye, and let us go up to the mountain of the LORD, to the house of the God of Jacob; and he will teach us of his ways, and we will walk in his paths: for out of Zion shall go forth the law, and the word of the LORD from Jerusalem. زیرا اورشلیم خراب شده و یهودامنهدم گشته است، از آن جهت که لسان و افعال ایشان به ضد خداوند می‌باشد تا چشمان جلال اورا به ننگ‌آورند. bible_en_fa And he shall judge among the nations, and shall rebuke many people: and they shall beat their swords into plowshares, and their spears into pruninghooks: nation shall not lift up sword against nation, neither shall they learn war any more. سیمای رویهای ایشان به ضدایشان شاهد است و مثل سدوم گناهان خود رافاش کرده، آنها را مخفی نمی دارند. وای برجانهای ایشان زیرا که به جهت خویشتن شرارت را بعمل آورده‌اند. bible_en_fa O house of Jacob, come ye, and let us walk in the light of the LORD. عادلان را بگویید که ایشان را سعادتمندی خواهد بود زیرا از ثمره اعمال خویش خواهند خورد. bible_en_fa Therefore thou hast forsaken thy people the house of Jacob, because they be replenished from the east, and are soothsayers like the Philistines, and they please themselves in the children of strangers. وای بر شریران که ایشان را بدی خواهد بود چونکه مکافات دست ایشان به ایشان کرده خواهد شد. bible_en_fa Their land also is full of silver and gold, neither is there any end of their treasures; their land is also full of horses, neither is there any end of their chariots: و اما قوم من، کودکان بر ایشان ظلم می‌کنند و زنان بر ایشان حکمرانی می‌نمایند. ای قوم من، راهنمایان شماگمراه کنندگانند و طریق راههای شما را خراب می‌کنند. bible_en_fa Their land also is full of idols; they worship the work of their own hands, that which their own fingers have made: خداوند برای محاجه برخاسته و به جهت داوری قومها ایستاده است. bible_en_fa And the mean man boweth down, and the great man humbleth himself: therefore forgive them not. خداوند بامشایخ قوم خود و سروران ایشان به محاکمه درخواهد آمد، زیرا شما هستید که تاکستانها راخورده‌اید و غارت فقیران در خانه های شمااست. bible_en_fa Enter into the rock, and hide thee in the dust, for fear of the LORD, and for the glory of his majesty. خداوند یهوه صبایوت می‌گوید: «شمارا چه شده است که قوم مرا می‌کوبید و رویهای فقیران را خرد می‌نمایید؟» bible_en_fa The lofty looks of man shall be humbled, and the haughtiness of men shall be bowed down, and the LORD alone shall be exalted in that day. و خداوند می‌گوید: «از این جهت که دختران صهیون متکبرند و با گردن افراشته وغمزات چشم راه می‌روند و به ناز می‌خرامند و به پایهای خویش خلخالها را به صدا می‌آورند.» bible_en_fa For the day of the LORD of hosts shall be upon every one that is proud and lofty, and upon every one that is lifted up; and he shall be brought low: بنابراین خداوند فرق سر دختران صهیون را کل خواهد ساخت و خداوند عورت ایشان را برهنه خواهد نمود. bible_en_fa And upon all the cedars of Lebanon, that are high and lifted up, and upon all the oaks of Bashan, و در آن روز خداوند زینت خلخالها و پیشانی بندها و هلالها را دور خواهدکرد. bible_en_fa And upon all the high mountains, and upon all the hills that are lifted up, و گوشواره‌ها و دستبندها و روبندها را، bible_en_fa And upon every high tower, and upon every fenced wall, و دستارها و زنجیرها و کمربندها و عطردانها وتعویذها را، bible_en_fa And upon all the ships of Tarshish, and upon all pleasant pictures. و انگشترها و حلقه های بینی را، bible_en_fa And the loftiness of man shall be bowed down, and the haughtiness of men shall be made low: and the LORD alone shall be exalted in that day. و رخوت نفیسه و رداها و شالها و کیسه‌ها را، bible_en_fa And the idols he shall utterly abolish. و آینه‌ها و کتان نازک و عمامه‌ها و برقع‌ها را. bible_en_fa And they shall go into the holes of the rocks, and into the caves of the earth, for fear of the LORD, and for the glory of his majesty, when he ariseth to shake terribly the earth. و واقع می‌شود که به عوض عطریات، عفونت خواهد شد و به عوض کمربند، ریسمان و به عوض مویهای بافته، کلی و به عوض سینه بند، زنار پلاس و به عوض زیبایی، سوختگی خواهدبود. bible_en_fa In that day a man shall cast his idols of silver, and his idols of gold, which they made each one for himself to worship, to the moles and to the bats; مردانت به شمشیر و شجاعانت در جنگ خواهند افتاد.و دروازه های وی ناله و ماتم خواهند کرد، و او خراب شده، بر زمین خواهدنشست. bible_en_fa To go into the clefts of the rocks, and into the tops of the ragged rocks, for fear of the LORD, and for the glory of his majesty, when he ariseth to shake terribly the earth. و دروازه های وی ناله و ماتم خواهند کرد، و او خراب شده، بر زمین خواهدنشست. bible_en_fa Cease ye from man, whose breath is in his nostrils: for wherein is he to be accounted of? و در آن روز هفت زن به یک مرد متمسک شده، خواهند گفت: «نان خود را خواهیم خورد و رخت خود را خواهیم پوشید، فقط نام توبر ما خوانده شود و عار ما را بردار.» bible_en_fa For, behold, the Lord, the LORD of hosts, doth take away from Jerusalem and from Judah the stay and the staff, the whole stay of bread, and the whole stay of water, در آن روز شاخه خداوند زیبا و جلیل ومیوه زمین به جهت ناجیان اسرائیل فخر و زینت خواهد بود. bible_en_fa The mighty man, and the man of war, the judge, and the prophet, and the prudent, and the ancient, و واقع می‌شود که هرکه در صهیون باقی ماند و هر‌که در اورشلیم ترک شود مقدس خوانده خواهد شد یعنی هرکه در اورشلیم دردفتر حیات مکتوب باشد. bible_en_fa The captain of fifty, and the honourable man, and the counseller, and the cunning artificer, and the eloquent orator. هنگامی که خداوندچرک دختران صهیون را بشوید و خون اورشلیم را به روح انصاف و روح سوختگی از میانش رفع نماید، bible_en_fa And I will give children to be their princes, and babes shall rule over them. خداوند بر جمیع مساکن کوه صهیون وبر محفلهایش ابر و دود در روز و درخشندگی آتش مشتعل در شب خواهد آفرید، زیرا که برتمامی جلال آن پوششی خواهد بود.و در وقت روز سایه بانی به جهت سایه از گرما و به جهت ملجاء و پناهگاه از طوفان و باران خواهد بود. bible_en_fa And the people shall be oppressed, every one by another, and every one by his neighbour: the child shall behave himself proudly against the ancient, and the base against the honourable. و در وقت روز سایه بانی به جهت سایه از گرما و به جهت ملجاء و پناهگاه از طوفان و باران خواهد بود. bible_en_fa When a man shall take hold of his brother of the house of his father, saying, Thou hast clothing, be thou our ruler, and let this ruin be under thy hand: سرود محبوب خود را درباره تاکستانش برای محبوب خود بسرایم. bible_en_fa In that day shall he swear, saying, I will not be an healer; for in my house is neither bread nor clothing: make me not a ruler of the people. و آن را کنده از سنگها پاک کرده و موبهترین در آن غرس نمود و برجی در میانش بناکرد و چرخشتی نیز در آن کند. پس منتظر می‌بودتا انگور بیاورد اما انگور بد آورد. bible_en_fa For Jerusalem is ruined, and Judah is fallen: because their tongue and their doings are against the LORD, to provoke the eyes of his glory. پس الان‌ای ساکنان اورشلیم و مردان یهودا، در میان من وتاکستان من حکم کنید. bible_en_fa The shew of their countenance doth witness against them; and they declare their sin as Sodom, they hide it not. Woe unto their soul! for they have rewarded evil unto themselves. برای تاکستان من دیگرچه توان کرد که در آن نکردم؟ پس چون منتظربودم که انگور بیاورد چرا انگور بد آورد؟ bible_en_fa Say ye to the righteous, that it shall be well with him: for they shall eat the fruit of their doings. لهذاالان شما را اعلام می‌نمایم که من به تاکستان خودچه خواهم کرد. حصارش را برمی دارم و چراگاه خواهد شد؛ و دیوارش را منهدم می‌سازم وپایمال خواهد گردید. bible_en_fa Woe unto the wicked! it shall be ill with him: for the reward of his hands shall be given him. و آن را خراب می‌کنم که نه پازش و نه کنده خواهد شد و خار و خس در آن خواهد رویید، و ابرها را امر می‌فرمایم که بر آن باران نباراند. bible_en_fa As for my people, children are their oppressors, and women rule over them. O my people, they which lead thee cause thee to err, and destroy the way of thy paths. زیرا که تاکستان یهوه صبایوت خاندان اسرائیل است و مردان یهودا نهال شادمانی او می‌باشند. و برای انصاف انتظارکشید و اینک تعدی و برای عدالت و اینک فریادشد. bible_en_fa The LORD standeth up to plead, and standeth to judge the people. وای بر آنانی که خانه را به خانه ملحق ومزرعه را به مزرعه ملصق سازند تا مکانی باقی نماند. و شما در میان زمین به تنهایی ساکن می‌شوید. bible_en_fa The LORD will enter into judgment with the ancients of his people, and the princes thereof: for ye have eaten up the vineyard; the spoil of the poor is in your houses. یهوه صبایوت در گوش من گفت: «به درستی که خانه های بسیار خراب خواهد شد، وخانه های بزرگ و خوش نما غیرمسکون خواهدگردید. bible_en_fa What mean ye that ye beat my people to pieces, and grind the faces of the poor? saith the LORD GOD of hosts. زیرا که ده جفت گاو زمین یک بت خواهد آورد و یک حومر تخم یک ایفه خواهدداد.» bible_en_fa Moreover the LORD saith, Because the daughters of Zion are haughty, and walk with stretched forth necks and wanton eyes, walking and mincing as they go, and making a tinkling with their feet: وای بر آنانی که صبح زود برمی خیزند تادر‌پی مسکرات بروند، و شب دیر می‌نشینند تاشراب ایشان را گرم نماید bible_en_fa Therefore the LORD will smite with a scab the crown of the head of the daughters of Zion, and the LORD will discover their secret parts. و در بزمهای ایشان عود و بربط و دف و نای و شراب می‌باشد. اما به فعل خداوند نظر نمی کنند و به عمل دستهای وی نمی نگرند. bible_en_fa In that day the Lord will take away the bravery of their tinkling ornaments about their feet, and their cauls, and their round tires like the moon, بنابراین قوم من به‌سبب عدم معرفت اسیر شده‌اند و شریفان ایشان گرسنه وعوام ایشان از تشنگی خشک گردیده. bible_en_fa The chains, and the bracelets, and the mufflers, از این سبب هاویه حرص خود را زیاد کرده و دهان خویش را بی‌حد باز نموده است و جلال وجمهور و شوکت ایشان و هر‌که در ایشان شادمان باشد در آن فرو می‌رود. bible_en_fa The bonnets, and the ornaments of the legs, and the headbands, and the tablets, and the earrings, و مردم خم خواهندشد و مردان ذلیل خواهند گردید و چشمان متکبران پست خواهد شد. bible_en_fa The rings, and nose jewels, و یهوه صبایوت به انصاف متعال خواهد بود و خدای قدوس به عدالت تقدیس کرده خواهد شد. bible_en_fa The changeable suits of apparel, and the mantles, and the wimples, and the crisping pins, آنگاه بره های (غربا) در مرتع های ایشان خواهند چریدو غریبان ویرانه های پرواریهای ایشان را خواهندخورد. bible_en_fa The glasses, and the fine linen, and the hoods, and the vails. وای برآنانی که عصیان را به ریسمانهای بطالت و گناه را گویا به طناب ارابه می‌کشند. bible_en_fa And it shall come to pass, that instead of sweet smell there shall be stink; and instead of a girdle a rent; and instead of well set hair baldness; and instead of a stomacher a girding of sackcloth; and burning instead of beauty. ومی گویند باشد که او تعجیل نموده، کار خود رابشتاباند تا آن را ببینیم. و مقصود قدوس اسرائیل نزدیک شده، بیاید تا آن را بدانیم. bible_en_fa Thy men shall fall by the sword, and thy mighty in the war. وای بر آنانی که بدی را نیکویی و نیکویی را بدی می‌نامند، که ظلمت را به‌جای نور و نور را به‌جای ظلمت می‌گذارند، و تلخی را به‌جای شیرینی و شیرینی را به‌جای تلخی می‌نهند. bible_en_fa And her gates shall lament and mourn; and she being desolate shall sit upon the ground. وای برآنانی که درنظر خود حکیمند، و پیش روی خود فهیم می‌نمایند. bible_en_fa And in that day seven women shall take hold of one man, saying, We will eat our own bread, and wear our own apparel: only let us be called by thy name, to take away our reproach. وای بر آنانی که برای نوشیدن شراب زورآورند، و به جهت ممزوج ساختن مسکرات مردان قوی می‌باشند. bible_en_fa In that day shall the branch of the LORD be beautiful and glorious, and the fruit of the earth shall be excellent and comely for them that are escaped of Israel. که شریران رابرای رشوه عادل می‌شمارند، و عدالت عادلان رااز ایشان برمی دارند. bible_en_fa And it shall come to pass, that he that is left in Zion, and he that remaineth in Jerusalem, shall be called holy, even every one that is written among the living in Jerusalem: بنابراین به نهجی که شراره آتش کاه را می‌خورد و علف خشک در شعله می‌افتد، همچنان ریشه ایشان عفونت خواهد شد و شکوفه ایشان مثل غبار برافشانده خواهد گردید. چونکه شریعت یهوه صبایوت راترک کرده، کلام قدوس اسرائیل را خوارشمرده‌اند. bible_en_fa When the Lord shall have washed away the filth of the daughters of Zion, and shall have purged the blood of Jerusalem from the midst thereof by the spirit of judgment, and by the spirit of burning. بنابراین خشم خداوند بر قوم خودمشتعل شده و دست خود را بر ایشان دراز کرده، ایشان را مبتلا ساخته است. و کوهها بلرزیدند ولاشهای ایشان در میان کوچه‌ها مثل فضلات گردیده‌اند. با وجود این همه، غضب او برنگردیدو دست وی تا کنون دراز است. bible_en_fa And the LORD will create upon every dwelling place of mount Zion, and upon her assemblies, a cloud and smoke by day, and the shining of a flaming fire by night: for upon all the glory shall be a defence. و علمی به جهت امت های بعید برپا خواهد کرد. و از اقصای زمین برای ایشان صفیر خواهد زد. و ایشان تعجیل نموده، بزودی خواهند آمد، bible_en_fa And there shall be a tabernacle for a shadow in the daytime from the heat, and for a place of refuge, and for a covert from storm and from rain. و درمیان ایشان احدی خسته و لغزش خورنده نخواهد بودو احدی نه پینگی خواهد زد و نه خواهد خوابید. و کمربند کمر احدی از ایشان باز نشده، دوال نعلین احدی گسیخته نخواهد شد. bible_en_fa Now will I sing to my wellbeloved a song of my beloved touching his vineyard. My wellbeloved hath a vineyard in a very fruitful hill: که تیرهای ایشان، تیز و تمامی کمانهای ایشان، زده شده است. سمهای اسبان ایشان مثل سنگ خارا وچرخهای ایشان مثل گردباد شمرده خواهند شد. bible_en_fa And he fenced it, and gathered out the stones thereof, and planted it with the choicest vine, and built a tower in the midst of it, and also made a winepress therein: and he looked that it should bring forth grapes, and it brought forth wild grapes. غرش ایشان مثل شیر ماده و مانند شیران ژیان غرش خواهند کرد و ایشان نعره خواهند زدو صید را گرفته، بسلامتی خواهند برد ورهاننده‌ای نخواهد بود.و در آن روز برایشان مثل شورش دریا شورش خواهند کرد. واگر کسی به زمین بنگرد، اینک تاریکی و تنگی است و نور در افلاک آن به ظلمت مبدل شده است. bible_en_fa And now, O inhabitants of Jerusalem, and men of Judah, judge, I pray you, betwixt me and my vineyard. و در آن روز برایشان مثل شورش دریا شورش خواهند کرد. واگر کسی به زمین بنگرد، اینک تاریکی و تنگی است و نور در افلاک آن به ظلمت مبدل شده است. bible_en_fa What could have been done more to my vineyard, that I have not done in it? wherefore, when I looked that it should bring forth grapes, brought it forth wild grapes? در سالی که عزیا پادشاه مرد، خداوند رادیدم که بر کرسی بلند و عالی نشسته بود، و هیکل از دامنهای وی پر بود. bible_en_fa And now go to; I will tell you what I will do to my vineyard: I will take away the hedge thereof, and it shall be eaten up; and break down the wall thereof, and it shall be trodden down: و سرافین بالای آن ایستاده بودند که هر یک از آنها شش بال داشت، و با دو از آنها روی خود را می‌پوشانید و بادو پایهای خود را می‌پوشانید و با دو پروازمی نمود. bible_en_fa And I will lay it waste: it shall not be pruned, nor digged; but there shall come up briers and thorns: I will also command the clouds that they rain no rain upon it. و یکی دیگری را صدا زده، می‌گفت: «قدوس قدوس قدوس یهوه صبایوت، تمامی زمین از جلال او مملو است.» bible_en_fa For the vineyard of the LORD of hosts is the house of Israel, and the men of Judah his pleasant plant: and he looked for judgment, but behold oppression; for righteousness, but behold a cry. و اساس آستانه ازآواز او که صدا می‌زد می‌لرزید و خانه از دود پرشد. bible_en_fa Woe unto them that join house to house, that lay field to field, till there be no place, that they may be placed alone in the midst of the earth! پس گفتم: «وای بر من که هلاک شده‌ام زیراکه مرد ناپاک لب هستم و در میان قوم ناپاک لب ساکنم و چشمانم یهوه صبایوت پادشاه را دیده است.» bible_en_fa In mine ears said the LORD of hosts, Of a truth many houses shall be desolate, even great and fair, without inhabitant. آنگاه یکی از سرافین نزد من پرید و در دست خود اخگری که با انبر از روی مذبح گرفته بود، داشت. bible_en_fa Yea, ten acres of vineyard shall yield one bath, and the seed of an homer shall yield an ephah. و آن را بر دهانم گذارده، گفت که «اینک این لبهایت را لمس کرده است و عصیانت رفع شده و گناهت کفاره گشته است.» bible_en_fa Woe unto them that rise up early in the morning, that they may follow strong drink; that continue until night, till wine inflame them! آنگاه آواز خداوند را شنیدم که می‌گفت: «که را بفرستم و کیست که برای ما برود؟» گفتم: «لبیک مرا بفرست.» bible_en_fa And the harp, and the viol, the tabret, and pipe, and wine, are in their feasts: but they regard not the work of the LORD, neither consider the operation of his hands. گفت: «برو و به این قوم بگو البته خواهید شنید، اما نخواهید فهمید و هرآینه خواهید نگریست اما درک نخواهید کرد. bible_en_fa Therefore my people are gone into captivity, because they have no knowledge: and their honourable men are famished, and their multitude dried up with thirst. دل این قوم را فربه ساز و گوشهای ایشان را سنگین نما و چشمان ایشان را ببند، مبادا با چشمان خودببینند و با گوشهای خود بشنوند و با دل خود بفهمند و بازگشت نموده، شفا یابند.» bible_en_fa Therefore hell hath enlarged herself, and opened her mouth without measure: and their glory, and their multitude, and their pomp, and he that rejoiceth, shall descend into it. پس من گفتم: «ای خداوند تا به کی؟» او گفت: «تا وقتی که شهرها ویران گشته، غیر مسکون باشد و خانه هابدون آدمی و زمین خراب و ویران شود. bible_en_fa And the mean man shall be brought down, and the mighty man shall be humbled, and the eyes of the lofty shall be humbled: وخداوند مردمان را دور کند و در میان زمین خرابیهای بسیار شود.اما باز عشری در آن خواهد بود و آن نیز بار دیگر تلف خواهد گردیدمثل درخت بلوط و چنار که چون قطع می‌شودکنده آنها باقی می‌ماند، همچنان ذریت مقدس کنده آن خواهد بود.» bible_en_fa But the LORD of hosts shall be exalted in judgment, and God that is holy shall be sanctified in righteousness. اما باز عشری در آن خواهد بود و آن نیز بار دیگر تلف خواهد گردیدمثل درخت بلوط و چنار که چون قطع می‌شودکنده آنها باقی می‌ماند، همچنان ذریت مقدس کنده آن خواهد بود.» bible_en_fa Then shall the lambs feed after their manner, and the waste places of the fat ones shall strangers eat. و در ایام آحاز بن یوتام بن عزیا پادشاه یهودا، واقع شد که رصین، پادشاه آرام وفقح بن رملیا پادشاه اسرائیل بر اورشلیم برآمدندتا با آن جنگ نمایند، اما نتوانستند آن را فتح نمایند. bible_en_fa Woe unto them that draw iniquity with cords of vanity, and sin as it were with a cart rope: و به خاندان داود خبر داده، گفتند که ارام در افرایم اردو زده‌اند و دل او و دل مردمانش بلرزید به طوری که درختان جنگل از باد می‌لرزد. bible_en_fa That say, Let him make speed, and hasten his work, that we may see it: and let the counsel of the Holy One of Israel draw nigh and come, that we may know it! آنگاه خداوند به اشعیا گفت: «تو با پسر خودشاریاشوب به انتهای قنات برکه فوقانی به راه مزرعه گازر به استقبال آحاز بیرون شو. bible_en_fa Woe unto them that call evil good, and good evil; that put darkness for light, and light for darkness; that put bitter for sweet, and sweet for bitter! و وی رابگو: باحذر و آرام باش مترس و دلت ضعیف نشود از این دو‌دم مشعل دودافشان، یعنی ازشدت خشم رصین و ارام و پسر رملیا. bible_en_fa Woe unto them that are wise in their own eyes, and prudent in their own sight! زیرا که ارام با افرایم و پسر رملیا برای ضرر تو مشورت کرده، می‌گویند: bible_en_fa Woe unto them that are mighty to drink wine, and men of strength to mingle strong drink: بر یهودا برآییم و آن رامحاصره کرده، به جهت خویشتن تسخیر نماییم و پسر طبئیل را در آن به پادشاهی نصب کنیم.» bible_en_fa Which justify the wicked for reward, and take away the righteousness of the righteous from him! خداوند یهوه چنین می‌گوید که «این بجا آورده نمی شود و واقع نخواهد گردید. bible_en_fa Therefore as the fire devoureth the stubble, and the flame consumeth the chaff, so their root shall be as rottenness, and their blossom shall go up as dust: because they have cast away the law of the LORD of hosts, and despised the word of the Holy One of Israel. زیرا که سرارام، دمشق و سر دمشق، رصین است و بعد ازشصت و پنج سال افرایم شکسته می‌شود به طوری که دیگر قومی نخواهد بود. bible_en_fa Therefore is the anger of the LORD kindled against his people, and he hath stretched forth his hand against them, and hath smitten them: and the hills did tremble, and their carcases were torn in the midst of the streets. For all this his anger is not turned away, but his hand is stretched out still. و سر افرایم سامره و سر سامره پسر رملیا است و اگر باورنکنید هرآینه ثابت نخواهید ماند.» bible_en_fa And he will lift up an ensign to the nations from far, and will hiss unto them from the end of the earth: and, behold, they shall come with speed swiftly: و خداوند بار دیگر آحاز را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa None shall be weary nor stumble among them; none shall slumber nor sleep; neither shall the girdle of their loins be loosed, nor the latchet of their shoes be broken: «آیتی به جهت خود از یهوه خدایت بطلب. آن را یا از عمق‌ها بطلب یا از اعلی علیین بالا.» bible_en_fa Whose arrows are sharp, and all their bows bent, their horses' hoofs shall be counted like flint, and their wheels like a whirlwind: آحاز گفت: «نمی طلبم و خداوند راامتحان نخواهم نمود.» bible_en_fa Their roaring shall be like a lion, they shall roar like young lions: yea, they shall roar, and lay hold of the prey, and shall carry it away safe, and none shall deliver it. گفت: «ای خاندان داود بشنوید! آیا شما راچیزی سهل است که مردمان را بیزار کنید بلکه می‌خواهید خدای مرا نیز بیزار کنید. bible_en_fa And in that day they shall roar against them like the roaring of the sea: and if one look unto the land, behold darkness and sorrow, and the light is darkened in the heavens thereof. بنابراین خود خداوند به شما آیتی خواهد داد: اینک باکره حامله شده، پسری خواهد زایید و نام او راعمانوئیل خواهد خواند. bible_en_fa In the year that king Uzziah died I saw also the Lord sitting upon a throne, high and lifted up, and his train filled the temple. کره و عسل خواهدخورد تا آنکه ترک کردن بدی و اختیار کردن خوبی را بداند. bible_en_fa Above it stood the seraphims: each one had six wings; with twain he covered his face, and with twain he covered his feet, and with twain he did fly. زیرا قبل از آنکه پسر، ترک نمودن بدی و اختیار کردن خوبی را بداند، زمینی که شما از هر دو پادشاه آن می‌ترسید، متروک خواهد شد. bible_en_fa And one cried unto another, and said, Holy, holy, holy, is the LORD of hosts: the whole earth is full of his glory. خداوند بر تو و بر قومت و برخاندان پدرت ایامی را خواهد آورد که از ایامی که افرایم از یهودا جدا شد تا حال نیامده باشدیعنی پادشاه آشور را.» bible_en_fa And the posts of the door moved at the voice of him that cried, and the house was filled with smoke. و در آن روز واقع خواهد شد که خداوند برای مگسهایی که به کناره های نهرهای مصرند و زنبورهایی که درزمین آشورند صفیر خواهد زد. bible_en_fa Then said I, Woe is me! for I am undone; because I am a man of unclean lips, and I dwell in the midst of a people of unclean lips: for mine eyes have seen the King, the LORD of hosts. و تمامی آنهابرآمده، در وادیهای ویران و شکافهای صخره وبر همه بوته های خاردار و بر همه مرتع‌ها فرود خواهند آمد. bible_en_fa Then flew one of the seraphims unto me, having a live coal in his hand, which he had taken with the tongs from off the altar: و در آن روز خداوند به واسطه استره‌ای که از ماورای نهر اجیر می‌شود یعنی به واسطه پادشاه آشور موی سر و موی پایها راخواهد تراشید و ریش هم سترده خواهد شد. bible_en_fa And he laid it upon my mouth, and said, Lo, this hath touched thy lips; and thine iniquity is taken away, and thy sin purged. و در آن روز واقع خواهد شد که شخصی یک گاو جوان و دو گوسفند زنده نگاه خواهد داشت. bible_en_fa Also I heard the voice of the Lord, saying, Whom shall I send, and who will go for us? Then said I, Here am I; send me. و از فراوانی شیری که می‌دهند کره خواهدخورد زیرا هرکه در میان زمین باقی ماند خوراکش کره و عسل خواهد بود. bible_en_fa And he said, Go, and tell this people, Hear ye indeed, but understand not; and see ye indeed, but perceive not. و در آن روز هر مکانی که هزار مو به جهت هزار پاره نقره داده می‌شد پراز خار و خس خواهد بود. bible_en_fa Make the heart of this people fat, and make their ears heavy, and shut their eyes; lest they see with their eyes, and hear with their ears, and understand with their heart, and convert, and be healed. با تیرها و کمانهامردم به آنجا خواهند آمد زیرا که تمامی زمین پراز خار و خس خواهد شد.و جمیع کوههایی که با بیل کنده می‌شد، از ترس خار و خس به آنجانخواهند آمد بلکه گاوان را به آنجا خواهندفرستاد و گوسفندان آن را پایمال خواهند کرد. bible_en_fa Then said I, Lord, how long? And he answered, Until the cities be wasted without inhabitant, and the houses without man, and the land be utterly desolate, و جمیع کوههایی که با بیل کنده می‌شد، از ترس خار و خس به آنجانخواهند آمد بلکه گاوان را به آنجا خواهندفرستاد و گوسفندان آن را پایمال خواهند کرد. bible_en_fa And the LORD have removed men far away, and there be a great forsaking in the midst of the land. و خداوند مرا گفت: «لوحی بزرگ به جهت خود بگیر و بر آن با قلم انسان برای مهیرشلال حاش بز بنویس. bible_en_fa But yet in it shall be a tenth, and it shall return, and shall be eaten: as a teil tree, and as an oak, whose substance is in them, when they cast their leaves: so the holy seed shall be the substance thereof. و من شهود امین یعنی اوریای کاهن و زکریا ابن یبرکیا را به جهت خودبرای شهادت می‌گیرم.» bible_en_fa And it came to pass in the days of Ahaz the son of Jotham, the son of Uzziah, king of Judah, that Rezin the king of Syria, and Pekah the son of Remaliah, king of Israel, went up toward Jerusalem to war against it, but could not prevail against it. پس من به نبیه نزدیکی کردم و او حامله شده، پسری زایید. آنگاه خداوند به من گفت: «او رامهیر شلال حاش بز بنام، bible_en_fa And it was told the house of David, saying, Syria is confederate with Ephraim. And his heart was moved, and the heart of his people, as the trees of the wood are moved with the wind. زیرا قبل از آنکه طفل بتواند‌ای پدرم و‌ای مادرم بگوید، اموال دمشق وغنیمت سامره را پیش پادشاه آشور به یغماخواهند برد.» bible_en_fa Then said the LORD unto Isaiah, Go forth now to meet Ahaz, thou, and Shear-jashub thy son, at the end of the conduit of the upper pool in the highway of the fuller's field; و خداوند بار دیگر مرا باز خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And say unto him, Take heed, and be quiet; fear not, neither be fainthearted for the two tails of these smoking firebrands, for the fierce anger of Rezin with Syria, and of the son of Remaliah. «چونکه این قوم آبهای شیلوه را که به ملایمت جاری می‌شود خوار شمرده، از رصین وپسر رملیا مسرور شده‌اند، bible_en_fa Because Syria, Ephraim, and the son of Remaliah, have taken evil counsel against thee, saying, بنابراین اینک خداوند آبهای زورآور بسیار نهر یعنی پادشاه آشور و تمامی حشمت او را بر ایشان برخواهدآورد و او از جمیع جویهای خود برخواهد آمد واز تمامی کناره های خویش سرشار خواهد شد، bible_en_fa Let us go up against Judah, and vex it, and let us make a breach therein for us, and set a king in the midst of it, even the son of Tabeal: و بر یهودا تجاوز نموده، سیلان کرده، عبورخواهد نمود تا آنکه به گردنها برسد و بالهای خودرا پهن کرده، طول و عرض ولایتت را‌ای عمانوئیل پر خواهد ساخت.» bible_en_fa Thus saith the Lord GOD, It shall not stand, neither shall it come to pass. به هیجان آیید‌ای قومها و شکست خواهیدیافت و گوش گیرید‌ای اقصای زمین و کمر خودرا ببندید و شکست خواهید یافت. کمر خود راببندید و شکست خواهید یافت. bible_en_fa For the head of Syria is Damascus, and the head of Damascus is Rezin; and within threescore and five years shall Ephraim be broken, that it be not a people. با هم مشورت کنید و باطل خواهد شد و سخن گویید وبجا آورده نخواهد شد زیرا خدا با ما است. bible_en_fa And the head of Ephraim is Samaria, and the head of Samaria is Remaliah's son. If ye will not believe, surely ye shall not be established. چونکه خداوند با دست قوی به من چنین گفت و مرا تعلیم داد که به راه این قوم سلوک ننمایم وگفت: bible_en_fa Moreover the LORD spake again unto Ahaz, saying, «هرآنچه را که این قوم فتنه می‌نامند، شما آن را فتنه ننامید و از ترس ایشان ترسان وخائف مباشید. bible_en_fa Ask thee a sign of the LORD thy God; ask it either in the depth, or in the height above. یهوه صبایوت را تقدیس نمایید و او ترس و خوف شما باشد. bible_en_fa But Ahaz said, I will not ask, neither will I tempt the LORD. و او(برای شما) مکان مقدس خواهد بود اما برای هردو خاندان اسرائیل سنگ مصادم و صخره لغزش دهنده و برای ساکنان اورشلیم دام و تله. bible_en_fa And he said, Hear ye now, O house of David; Is it a small thing for you to weary men, but will ye weary my God also? وبسیاری از ایشان لغزش خورده، خواهند افتاد وشکسته شده و بدام افتاده، گرفتار خواهند گردید.» bible_en_fa Therefore the Lord himself shall give you a sign; Behold, a virgin shall conceive, and bear a son, and shall call his name Immanuel. شهادت را به هم بپیچ و شریعت را درشاگردانم مختوم ساز. bible_en_fa Butter and honey shall he eat, that he may know to refuse the evil, and choose the good. و من برای خداوند که روی خود را از خاندان یعقوب مخفی می‌سازدانتظار کشیده، امیدوار او خواهم بود. bible_en_fa For before the child shall know to refuse the evil, and choose the good, the land that thou abhorrest shall be forsaken of both her kings. اینک من و پسرانی که خداوند به من داده است، از جانب یهوه صبایوت که در کوه صهیون ساکن است به جهت اسرائیل آیات و علامات هستیم. bible_en_fa The LORD shall bring upon thee, and upon thy people, and upon thy father's house, days that have not come, from the day that Ephraim departed from Judah; even the king of Assyria. وچون ایشان به شما گویند که از اصحاب اجنه وجادوگرانی که جیک جیک و زمزم می‌کنند سوال کنید، (گویید) «آیا قوم از خدای خود سوال ننمایند و آیا از مردگان به جهت زندگان سوال باید نمود؟» bible_en_fa And it shall come to pass in that day, that the LORD shall hiss for the fly that is in the uttermost part of the rivers of Egypt, and for the bee that is in the land of Assyria. به شریعت و شهادت (توجه نمایید) واگر موافق این کلام سخن نگویند، پس برای ایشان روشنایی نخواهد بود. bible_en_fa And they shall come, and shall rest all of them in the desolate valleys, and in the holes of the rocks, and upon all thorns, and upon all bushes. و با عسرت و گرسنگی در آن خواهند گشت و هنگامی که گرسنه شوند خویشتن را مشوش خواهند ساخت و پادشاه و خدای خود را لعنت کرده، به بالاخواهند نگریست.و به زمین نظر خواهندانداخت و اینک تنگی و تاریکی و ظلمت پریشانی خواهد بود و به تاریکی غلیظ رانده خواهند شد. bible_en_fa In the same day shall the Lord shave with a rasor that is hired, namely, by them beyond the river, by the king of Assyria, the head, and the hair of the feet: and it shall also consume the beard. و به زمین نظر خواهندانداخت و اینک تنگی و تاریکی و ظلمت پریشانی خواهد بود و به تاریکی غلیظ رانده خواهند شد. bible_en_fa And it shall come to pass in that day, that a man shall nourish a young cow, and two sheep; لیکن برای او که در تنگی می‌بود، تاریکی نخواهد شد. در زمان پیشین زمین زبولون وزمین نفتالی را ذلیل ساخت، اما در زمان آخر آن را به راه دریا به آن طرف اردن در جلیل امت هامحترم خواهد گردانید. bible_en_fa And it shall come to pass, for the abundance of milk that they shall give he shall eat butter: for butter and honey shall every one eat that is left in the land. قومی که در تاریکی سالک می‌بودند، نور عظیمی خواهند دید و بر ساکنان زمین سایه موت نور ساطع خواهد شد. bible_en_fa And it shall come to pass in that day, that every place shall be, where there were a thousand vines at a thousand silverlings, it shall even be for briers and thorns. تو قوم را بسیار ساخته، شادی ایشان را زیادگردانیدی. به حضور تو شادی خواهند کرد مثل شادمانی وقت درو و مانند کسانی که در تقسیم نمودن غنیمت وجد می‌نمایند. bible_en_fa With arrows and with bows shall men come thither; because all the land shall become briers and thorns. زیرا که یوغ باراو را و عصای گردنش یعنی عصای جفا کننده وی را شکستی چنانکه در روز مدیان کردی. bible_en_fa And on all hills that shall be digged with the mattock, there shall not come thither the fear of briers and thorns: but it shall be for the sending forth of oxen, and for the treading of lesser cattle. زیرا همه اسلحه مسلحان در غوغا است ورخوت ایشان به خون آغشته است اما برای سوختن و هیزم آتش خواهند بود. bible_en_fa Moreover the LORD said unto me, Take thee a great roll, and write in it with a man's pen concerning Maher-shalal-hash-baz. زیرا که برای ما ولدی زاییده و پسری به ما بخشیده شد وسلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب ومشیر و خدای قدیر و پدر سرمدی و سرورسلامتی خوانده خواهد شد. bible_en_fa And I took unto me faithful witnesses to record, Uriah the priest, and Zechariah the son of Jeberechiah. ترقی سلطنت وسلامتی او را بر کرسی داود و بر مملکت وی انتهانخواهد بود تا آن را به انصاف و عدالت از الان تاابدالاباد ثابت و استوار نماید. غیرت یهوه صبایوت این را بجا خواهد آورد. bible_en_fa And I went unto the prophetess; and she conceived, and bare a son. Then said the LORD to me, Call his name Maher-shalal-hash-baz. خداوند کلامی نزد یعقوب فرستاد و آن براسرائیل واقع گردید. bible_en_fa For before the child shall have knowledge to cry, My father, and my mother, the riches of Damascus and the spoil of Samaria shall be taken away before the king of Assyria. و تمامی قوم خواهنددانست یعنی افرایم و ساکنان سامره که از غرور وتکبر دل خود می‌گویند. bible_en_fa The LORD spake also unto me again, saying, خشتها افتاده است امابا سنگهای تراشیده بنا خواهیم نمود؛ چوبهای افراغ در هم شکست اما سرو آزاد بجای آنهامی گذاریم. bible_en_fa Forasmuch as this people refuseth the waters of Shiloah that go softly, and rejoice in Rezin and Remaliah's son; بنابراین خداوند دشمنان رصین رابضد او خواهد برافراشت و خصمان او را خواهدبرانگیخت. bible_en_fa Now therefore, behold, the Lord bringeth up upon them the waters of the river, strong and many, even the king of Assyria, and all his glory: and he shall come up over all his channels, and go over all his banks: ارامیان را از مشرق و فلسطینیان رااز مغرب و ایشان اسرائیل را با دهان گشوده خواهند خورد. اما با این همه خشم او برگردانیده نشده و دست او هنوز دراز است. bible_en_fa And he shall pass through Judah; he shall overflow and go over, he shall reach even to the neck; and the stretching out of his wings shall fill the breadth of thy land, O Immanuel. و این قوم بسوی زننده خودشان بازگشت ننموده و یهوه صبایوت را نطلبیده‌اند. bible_en_fa Associate yourselves, O ye people, and ye shall be broken in pieces; and give ear, all ye of far countries: gird yourselves, and ye shall be broken in pieces; gird yourselves, and ye shall be broken in pieces. بنابراین خداوند سر ودم و نخل و نی را از اسرائیل در یک روز خواهدبرید. bible_en_fa Take counsel together, and it shall come to nought; speak the word, and it shall not stand: for God is with us. مرد پیر و مرد شریف سر است و نبی‌ای که تعلیم دروغ می‌دهد، دم می‌باشد. bible_en_fa For the LORD spake thus to me with a strong hand, and instructed me that I should not walk in the way of this people, saying, زیرا که هادیان این قوم ایشان را گمراه می‌کنند و پیروان ایشان بلعیده می‌شوند. bible_en_fa Say ye not, A confederacy, to all them to whom this people shall say, A confederacy; neither fear ye their fear, nor be afraid. از این سبب خداوند از جوانان ایشان مسرور نخواهد شد و بر یتیمان و بیوه‌زنان ایشان ترحم نخواهد نمود. چونکه جمیع ایشان منافق وشریرند و هر دهانی به حماقت متکلم می‌شود بااینهمه غضب او برگردانیده نشده و دست او هنوزدراز است. bible_en_fa Sanctify the LORD of hosts himself; and let him be your fear, and let him be your dread. زیرا که شرارت مثل آتش می‌سوزاند و خار و خس را می‌خورد، و دربوته های جنگل افروخته شده، دود غلیظ پیچان می‌شود. bible_en_fa And he shall be for a sanctuary; but for a stone of stumbling and for a rock of offence to both the houses of Israel, for a gin and for a snare to the inhabitants of Jerusalem. از غضب یهوه صبایوت زمین سوخته شده است و قوم هیزم آتش گشته‌اند و کسی بربرادر خود شفقت ندارد. bible_en_fa And many among them shall stumble, and fall, and be broken, and be snared, and be taken. از جانب راست می‌ربایند و گرسنه می‌مانند و از طرف چپ می‌خورند و سیر نمی شوند و هرکس گوشت بازوی خود را می‌خورد.منسی افرایم را وافرایم منسی را و هر دوی ایشان بضد یهودا متحدمی شوند. با اینهمه غضب او برگردانیده نشده ودست او هنوز دراز است. bible_en_fa Bind up the testimony, seal the law among my disciples. منسی افرایم را وافرایم منسی را و هر دوی ایشان بضد یهودا متحدمی شوند. با اینهمه غضب او برگردانیده نشده ودست او هنوز دراز است. bible_en_fa And I will wait upon the LORD, that hideth his face from the house of Jacob, and I will look for him. وای بر آنانی که احکام غیر عادله راجاری می‌سازند و کاتبانی که ظلم رامرقوم می‌دارند، bible_en_fa Behold, I and the children whom the LORD hath given me are for signs and for wonders in Israel from the LORD of hosts, which dwelleth in mount Zion. تا مسکینان را از داوری منحرف سازند و حق فقیران قوم مرا بربایند تا آنکه بیوه‌زنان غارت ایشان بشوند و یتیمان راتاراج نمایند. bible_en_fa And when they shall say unto you, Seek unto them that have familiar spirits, and unto wizards that peep, and that mutter: should not a people seek unto their God? for the living to the dead? پس در روز بازخواست در حینی که خرابی از دور می‌آید، چه خواهید کرد وبسوی که برای معاونت خواهید گریخت و جلال خود را کجا خواهید انداخت؟ bible_en_fa To the law and to the testimony: if they speak not according to this word, it is because there is no light in them. غیر از آنکه زیراسیران خم شوند و زیر کشتگان بیفتند. با اینهمه غضب او برگردانیده نشده و دست او هنوز درازاست. bible_en_fa And they shall pass through it, hardly bestead and hungry: and it shall come to pass, that when they shall be hungry, they shall fret themselves, and curse their king and their God, and look upward. وای بر آشور که عصای غضب من است. وعصایی که در دست ایشان است خشم من می‌باشد. bible_en_fa And they shall look unto the earth; and behold trouble and darkness, dimness of anguish; and they shall be driven to darkness. او را بر امت منافق می‌فرستم و نزد قوم مغضوب خود مامور می‌دارم، تا غنیمتی بربایندو غارتی ببرند و ایشان را مثل گل کوچه‌ها پایمال سازند. bible_en_fa Nevertheless the dimness shall not be such as was in her vexation, when at the first he lightly afflicted the land of Zebulun and the land of Naphtali, and afterward did more grievously afflict her by the way of the sea, beyond Jordan, in Galilee of the nations. اما او چنین گمان نمی کند و دلش بدینگونه قیاس نمی نماید، بلکه مراد دلش این است که امت های بسیار را هلاک و منقطع بسازد. bible_en_fa The people that walked in darkness have seen a great light: they that dwell in the land of the shadow of death, upon them hath the light shined. زیرا می‌گوید آیا سرداران من جمیع پادشاه نیستند؟ bible_en_fa Thou hast multiplied the nation, and not increased the joy: they joy before thee according to the joy in harvest, and as men rejoice when they divide the spoil. آیا کلنو مثل کرکمیش نیست و آیاحمات مثل ارفاد نی، و آیا سامره مانند دمشق نمی باشد؟ bible_en_fa For thou hast broken the yoke of his burden, and the staff of his shoulder, the rod of his oppressor, as in the day of Midian. چنانکه دست من بر ممالک بتهااستیلا یافت و بتهای تراشیده آنها از بتهای اورشلیم و سامره بیشتر بودند. bible_en_fa For every battle of the warrior is with confused noise, and garments rolled in blood; but this shall be with burning and fuel of fire. پس آیا به نهجی که به سامره و بتهایش عمل نمودم به اورشلیم و بتهایش چنین عمل نخواهم نمود؟ bible_en_fa For unto us a child is born, unto us a son is given: and the government shall be upon his shoulder: and his name shall be called Wonderful, Counseller, The mighty God, The everlasting Father, The Prince of Peace. و واقع خواهد شد بعد از آنکه خداوندتمامی کار خود را با کوه صهیون و اورشلیم به انجام رسانیده باشد که من از ثمره دل مغرورپادشاه آشور و از فخر چشمان متکبر وی انتقام خواهم کشید. bible_en_fa Of the increase of his government and peace there shall be no end, upon the throne of David, and upon his kingdom, to order it, and to establish it with judgment and with justice from henceforth even for ever. The zeal of the LORD of hosts will perform this. زیرا می‌گوید: «به قوت دست خود و به حکمت خویش چونکه فهیم هستم این را کردم و حدود قومها را منتقل ساختم و خزاین ایشان را غارت نمودم و مثل جبار سروران ایشان را به زیر انداختم. bible_en_fa The Lord sent a word into Jacob, and it hath lighted upon Israel. و دست من دولت قوم‌ها رامثل آشیانه‌ای گرفته است و به طوری که تخمهای متروک را جمع کنند من تمامی زمین راجمع کردم. و کسی نبود که بال را بجنباند یا دهان خود را بگشاید یا جک جک بنماید.» bible_en_fa And all the people shall know, even Ephraim and the inhabitant of Samaria, that say in the pride and stoutness of heart, آیا تبر بر کسی‌که به آن می‌شکند فخرخواهد نمود یا اره بر کسی‌که آن را می‌کشدافتخار خواهد کرد، که گویا عصا بلند کننده خودرا بجنباند یا چوب دست آنچه را که چوب نباشدبلند نماید؟ bible_en_fa The bricks are fallen down, but we will build with hewn stones: the sycomores are cut down, but we will change them into cedars. بنابراین خداوند یهوه صبایوت برفربهان او لاغری خواهد فرستاد و زیر جلال اوسوختنی مثل سوختن آتش افروخته خواهد شد. bible_en_fa Therefore the LORD shall set up the adversaries of Rezin against him, and join his enemies together; و نور اسرائیل نار و قدوس وی شعله خواهدشد، و در یکروز خار و خسش را سوزانیده، خواهد خورد. bible_en_fa The Syrians before, and the Philistines behind; and they shall devour Israel with open mouth. For all this his anger is not turned away, but his hand is stretched out still. و شوکت جنگل و بستان او هم روح و هم بدن را تباه خواهد ساخت و مثل گداختن مریض خواهد شد. bible_en_fa For the people turneth not unto him that smiteth them, neither do they seek the LORD of hosts. و بقیه درختان وجنگلش قلیل العدد خواهد بود که طفلی آنها راثبت تواند کرد. bible_en_fa Therefore the LORD will cut off from Israel head and tail, branch and rush, in one day. و در آن روز واقع خواهد شد که بقیه اسرائیل و ناجیان خاندان یعقوب بار دیگر برزننده خودشان اعتماد نخواهند نمود. بلکه برخداوند که قدوس اسرائیل است به اخلاص اعتماد خواهند نمود. bible_en_fa The ancient and honourable, he is the head; and the prophet that teacheth lies, he is the tail. و بقیه‌ای یعنی بقیه یعقوب بسوی خدای قادر مطلق بازگشت خواهند کرد. bible_en_fa For the leaders of this people cause them to err; and they that are led of them are destroyed. زیرا هرچند قوم تو اسرائیل مثل ریگ دریا باشند فقط از ایشان بقیتی بازگشت خواهند نمود. هلاکتی که مقدر است به عدالت مجرا خواهد شد bible_en_fa Therefore the Lord shall have no joy in their young men, neither shall have mercy on their fatherless and widows: for every one is an hypocrite and an evildoer, and every mouth speaketh folly. For all this his anger is not turned away, but his hand is stretched out still. زیرا خداوند یهوه صبایوت هلاکت و تقدیری در میان تمام زمین به عمل خواهد آورد. bible_en_fa For wickedness burneth as the fire: it shall devour the briers and thorns, and shall kindle in the thickets of the forest, and they shall mount up like the lifting up of smoke. بنابراین خداوند یهوه صبایوت چنین می‌گوید: «ای قوم من که در صهیون ساکنیداز آشور مترسید، اگر‌چه شما را به چوب بزند وعصای خود را مثل مصریان بر شما بلند نماید. bible_en_fa Through the wrath of the LORD of hosts is the land darkened, and the people shall be as the fuel of the fire: no man shall spare his brother. زیرا بعد از زمان بسیار کمی غضب تمام خواهد شد و خشم من برای هلاکت ایشان خواهد بود.» bible_en_fa And he shall snatch on the right hand, and be hungry; and he shall eat on the left hand, and they shall not be satisfied: they shall eat every man the flesh of his own arm: و یهوه صبایوت تازیانه‌ای بر وی خواهد برانگیخت چنانکه در کشتار مدیان برصخره غراب. و عصای او بر دریا خواهد بود وآن را بلند خواهد کرد به طوری که بر مصریان کرده بود. bible_en_fa Manasseh, Ephraim; and Ephraim, Manasseh: and they together shall be against Judah. For all this his anger is not turned away, but his hand is stretched out still. و در آن روز واقع خواهد شد که باراو از دوش تو و یوغ او از گردن تو رفع خواهد شدو یوغ از فربهی گسسته خواهد شد. bible_en_fa Woe unto them that decree unrighteous decrees, and that write grievousness which they have prescribed; او به عیات رسید و از مجرون گذشت و درمکماش اسباب خود را گذاشت. bible_en_fa To turn aside the needy from judgment, and to take away the right from the poor of my people, that widows may be their prey, and that they may rob the fatherless! از معبر عبورکردند و در جبع منزل گزیدند، اهل رامه هراسان شدند و اهل جبعه شاول فرار کردند. bible_en_fa And what will ye do in the day of visitation, and in the desolation which shall come from far? to whom will ye flee for help? and where will ye leave your glory? ‌ای دخترجلیم به آواز خود فریاد برآور! ای لیشه و‌ای عناتوت فقیر گوش ده! bible_en_fa Without me they shall bow down under the prisoners, and they shall fall under the slain. For all this his anger is not turned away, but his hand is stretched out still. مدمینه فراری شدند وساکنان جیبیم گریختند. bible_en_fa O Assyrian, the rod of mine anger, and the staff in their hand is mine indignation. همین امروز در نوب توقف می‌کند و دست خود را بر جبل دخترصهیون و کوه اورشلیم دراز می‌سازد. bible_en_fa I will send him against an hypocritical nation, and against the people of my wrath will I give him a charge, to take the spoil, and to take the prey, and to tread them down like the mire of the streets. اینک خداوند یهوه صبایوت شاخه‌ها را با خوف قطع خواهد نمود و بلند قدان بریده خواهند شد و مرتفعان پست خواهند گردید،و بوته های جنگل به آهن بریده خواهد شد و لبنان به‌دست جباران خواهد افتاد. bible_en_fa Howbeit he meaneth not so, neither doth his heart think so; but it is in his heart to destroy and cut off nations not a few. و بوته های جنگل به آهن بریده خواهد شد و لبنان به‌دست جباران خواهد افتاد. bible_en_fa For he saith, Are not my princes altogether kings? و نهالی از تنه یسی بیرون آمده، شاخه‌ای از ریشه هایش خواهدشکفت. bible_en_fa Is not Calno as Carchemish? is not Hamath as Arpad? is not Samaria as Damascus? و روح خداوند بر او قرار خواهدگرفت، یعنی روح حکمت و فهم و روح مشورت و قوت و روح معرفت و ترس خداوند. bible_en_fa As my hand hath found the kingdoms of the idols, and whose graven images did excel them of Jerusalem and of Samaria; وخوشی او در ترس خداوند خواهد بود و موافق رویت چشم خود داوری نخواهد کرد و بر وفق سمع گوشهای خویش تنبیه نخواهد نمود. bible_en_fa Shall I not, as I have done unto Samaria and her idols, so do to Jerusalem and her idols? بلکه مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین براستی حکم خواهد نمود. و جهان را به عصای دهان خویش زده، شریران رابه نفخه لبهای خود خواهد کشت. bible_en_fa Wherefore it shall come to pass, that when the Lord hath performed his whole work upon mount Zion and on Jerusalem, I will punish the fruit of the stout heart of the king of Assyria, and the glory of his high looks. و کمربندکمرش عدالت خواهد بود و کمربند میانش امانت. bible_en_fa For he saith, By the strength of my hand I have done it, and by my wisdom; for I am prudent: and I have removed the bounds of the people, and have robbed their treasures, and I have put down the inhabitants like a valiant man: و گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و پرواری با هم، و طفل کوچک آنها را خواهد راند. bible_en_fa And my hand hath found as a nest the riches of the people: and as one gathereth eggs that are left, have I gathered all the earth; and there was none that moved the wing, or opened the mouth, or peeped. و گاوبا خرس خواهد چرید و بچه های آنها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو کاه خواهد خورد. bible_en_fa Shall the axe boast itself against him that heweth therewith? or shall the saw magnify itself against him that shaketh it? as if the rod should shake itself against them that lift it up, or as if the staff should lift up itself, as if it were no wood. و طفل شیرخواره بر سوراخ مار بازی خواهدکرد و طفل از شیر باز داشته شده دست خود را برخانه افعی خواهد گذاشت. bible_en_fa Therefore shall the Lord, the Lord of hosts, send among his fat ones leanness; and under his glory he shall kindle a burning like the burning of a fire. و در تمامی کوه مقدس من ضرر و فسادی نخواهند کرد زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبهایی که دریا را می‌پوشاند. bible_en_fa And the light of Israel shall be for a fire, and his Holy One for a flame: and it shall burn and devour his thorns and his briers in one day; و در آن روز واقع خواهد شد که ریشه یسی به جهت علم قوم‌ها برپا خواهد شد و امت هاآن را خواهند طلبید و سلامتی او با جلال خواهدبود. bible_en_fa And shall consume the glory of his forest, and of his fruitful field, both soul and body: and they shall be as when a standardbearer fainteth. و در آن روز واقع خواهد گشت که خداوند بار دیگر دست خود را دراز کند تا بقیه قوم خویش را که از آشور و مصر و فتروس وحبش و عیلام و شنعار و حمات و از جزیره های دریا باقی‌مانده باشند باز آورد. bible_en_fa And the rest of the trees of his forest shall be few, that a child may write them. و به جهت امت‌ها علمی برافراشته، رانده شدگان اسرائیل را جمع خواهد کرد، وپراکندگان یهودا را از چهار طرف جهان فراهم خواهد آورد. bible_en_fa And it shall come to pass in that day, that the remnant of Israel, and such as are escaped of the house of Jacob, shall no more again stay upon him that smote them; but shall stay upon the LORD, the Holy One of Israel, in truth. و حسد افرایم رفع خواهد شد ودشمنان یهودا منقطع خواهند گردید. افرایم بریهودا حسد نخواهد برد و یهودا افرایم را دشمنی نخواهد نمود. bible_en_fa The remnant shall return, even the remnant of Jacob, unto the mighty God. و به‌جانب مغرب بر دوش فلسطینیان پریده، بنی مشرق را با هم غارت خواهند نمود. و دست خود را بر ادوم و موآب دراز کرده، بنی عمون ایشان را اطاعت خواهندکرد. bible_en_fa For though thy people Israel be as the sand of the sea, yet a remnant of them shall return: the consumption decreed shall overflow with righteousness. و خداوند زبانه دریای مصر را تباه ساخته، دست خود را با باد سوزان بر نهر درازخواهد کرد، و آن را با هفت نهرش خواهد زد ومردم را با کفش به آن عبور خواهد داد.و به جهت بقیه قوم او که از آشور باقی‌مانده باشند شاه راهی خواهد بود. چنانکه به جهت اسرائیل در روز بر‌آمدن ایشان از زمین مصربود. bible_en_fa For the Lord GOD of hosts shall make a consumption, even determined, in the midst of all the land. و به جهت بقیه قوم او که از آشور باقی‌مانده باشند شاه راهی خواهد بود. چنانکه به جهت اسرائیل در روز بر‌آمدن ایشان از زمین مصربود. bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD of hosts, O my people that dwellest in Zion, be not afraid of the Assyrian: he shall smite thee with a rod, and shall lift up his staff against thee, after the manner of Egypt. و در آن روز خواهی گفت که «ای خداوند تو را حمد می‌گویم زیرا به من غضبناک بودی اما غضبت برگردانیده شده، مراتسلی می‌دهی. bible_en_fa For yet a very little while, and the indignation shall cease, and mine anger in their destruction. اینک خدا نجات من است بر اوتوکل نموده، نخواهم ترسید. زیرا یاه یهوه قوت وتسبیح من است و نجات من گردیده است.» bible_en_fa And the LORD of hosts shall stir up a scourge for him according to the slaughter of Midian at the rock of Oreb: and as his rod was upon the sea, so shall he lift it up after the manner of Egypt. بنابراین با شادمانی از چشمه های نجات آب خواهید کشید. bible_en_fa And it shall come to pass in that day, that his burden shall be taken away from off thy shoulder, and his yoke from off thy neck, and the yoke shall be destroyed because of the anointing. و در آن روز خواهید گفت: «خداوند راحمد گویید و نام او را بخوانید و اعمال او را درمیان قوم‌ها اعلام کنید و ذکر نمایید که اسم اومتعال می‌باشد. bible_en_fa He is come to Aiath, he is passed to Migron; at Michmash he hath laid up his carriages: برای خداوند بسرایید زیراکارهای عظیم کرده است و این در تمامی زمین معروف است.‌ای ساکنه صهیون صدا رابرافراشته، بسرای زیرا قدوس اسرائیل در میان توعظیم است.» bible_en_fa They are gone over the passage: they have taken up their lodging at Geba; Ramah is afraid; Gibeah of Saul is fled. ‌ای ساکنه صهیون صدا رابرافراشته، بسرای زیرا قدوس اسرائیل در میان توعظیم است.» bible_en_fa Lift up thy voice, O daughter of Gallim: cause it to be heard unto Laish, O poor Anathoth. وحی درباره بابل که اشعیا ابن آموص آن را دید. bible_en_fa Madmenah is removed; the inhabitants of Gebim gather themselves to flee. علمی بر کوه خشک برپا کنید و آواز به ایشان بلند نمایید، با دست اشاره کنید تا به درهای نجبا داخل شوند. bible_en_fa As yet shall he remain at Nob that day: he shall shake his hand against the mount of the daughter of Zion, the hill of Jerusalem. من مقدسان خود رامامور داشتم و شجاعان خویش یعنی آنانی را که در کبریای من وجد می‌نمایند به جهت غضبم دعوت نمودم. bible_en_fa Behold, the Lord, the LORD of hosts, shall lop the bough with terror: and the high ones of stature shall be hewn down, and the haughty shall be humbled. آواز گروهی در کوه‌ها مثل آوازخلق کثیر. آواز غوغای ممالک امت‌ها که جمع شده باشند. یهوه صبایوت لشکر را برای جنگ سان می‌بیند. bible_en_fa And he shall cut down the thickets of the forest with iron, and Lebanon shall fall by a mighty one. ایشان از زمین بعید و از کرانه های آسمان می‌آیند. یعنی خداوند با اسلحه غضب خود تا تمامی جهان را ویران کند. bible_en_fa And there shall come forth a rod out of the stem of Jesse, and a Branch shall grow out of his roots: ولوله کنیدزیرا که روز خداوند نزدیک است، مثل هلاکتی ازجانب قادر مطلق می‌آید. bible_en_fa And the spirit of the LORD shall rest upon him, the spirit of wisdom and understanding, the spirit of counsel and might, the spirit of knowledge and of the fear of the LORD; از این جهت همه دستها سست می‌شود و دلهای همه مردم گداخته می‌گردد. bible_en_fa And shall make him of quick understanding in the fear of the LORD: and he shall not judge after the sight of his eyes, neither reprove after the hearing of his ears: و ایشان متحیر شده، المها و دردهای زه بر ایشان عارض می‌شود، مثل زنی که می‌زایددرد می‌کشند. بر یکدیگر نظر حیرت می‌اندازند ورویهای ایشان رویهای شعله‌ور می‌باشد. bible_en_fa But with righteousness shall he judge the poor, and reprove with equity for the meek of the earth: and he shall smite the earth with the rod of his mouth, and with the breath of his lips shall he slay the wicked. اینک روز خداوند با غضب و شدت خشم و ستمکیشی می‌آید، تا جهان را ویران سازد و گناهکاران را ازمیانش هلاک نماید. bible_en_fa And righteousness shall be the girdle of his loins, and faithfulness the girdle of his reins. زیرا که ستارگان آسمان وبرجهایش روشنایی خود را نخواهند داد. وآفتاب در وقت طلوع خود تاریک خواهد شد وماه روشنایی خود را نخواهد تابانید. bible_en_fa The wolf also shall dwell with the lamb, and the leopard shall lie down with the kid; and the calf and the young lion and the fatling together; and a little child shall lead them. و من ربع مسکون را به‌سبب گناه و شریران را به‌سبب عصیان ایشان سزا خواهم داد، و غرور متکبران راتباه خواهم ساخت و تکبر جباران را به زیرخواهم‌انداخت. bible_en_fa And the cow and the bear shall feed; their young ones shall lie down together: and the lion shall eat straw like the ox. و مردم را از زر خالص وانسان را از طلای اوفیر کمیابتر خواهم گردانید. bible_en_fa And the sucking child shall play on the hole of the asp, and the weaned child shall put his hand on the cockatrice' den. بنابراین آسمان را متزلزل خواهم ساخت وزمین از جای خود متحرک خواهد شد. در حین غضب یهوه صبایوت و در روز شدت خشم او. bible_en_fa They shall not hurt nor destroy in all my holy mountain: for the earth shall be full of the knowledge of the LORD, as the waters cover the sea. و مثل آهوی رانده شده و مانند گله‌ای که کسی آن را جمع نکند خواهند بود. و هرکس به سوی قوم خود توجه خواهد نمود و هر شخص به زمین خویش فرار خواهد کرد. bible_en_fa And in that day there shall be a root of Jesse, which shall stand for an ensign of the people; to it shall the Gentiles seek: and his rest shall be glorious. و هرکه یافت شود با نیزه زده خواهد شد و هرکه گرفته شود با شمشیر خواهد افتاد. bible_en_fa And it shall come to pass in that day, that the Lord shall set his hand again the second time to recover the remnant of his people, which shall be left, from Assyria, and from Egypt, and from Pathros, and from Cush, and from Elam, and from Shinar, and from Hamath, and from the islands of the sea. اطفال ایشان نیز در نظرایشان به زمین انداخته شوند و خانه های ایشان غارت شود و زنان ایشان بی‌عصمت گردند. bible_en_fa And he shall set up an ensign for the nations, and shall assemble the outcasts of Israel, and gather together the dispersed of Judah from the four corners of the earth. اینک من مادیان را بر ایشان خواهم برانگیخت که نقره را به حساب نمی آورند و طلا را دوست نمی دارند. bible_en_fa The envy also of Ephraim shall depart, and the adversaries of Judah shall be cut off: Ephraim shall not envy Judah, and Judah shall not vex Ephraim. و کمانهای ایشان جوانان را خردخواهد کرد. و بر ثمره رحم ترحم نخواهند نمودو چشمان ایشان بر اطفال شفقت نخواهد کرد. bible_en_fa But they shall fly upon the shoulders of the Philistines toward the west; they shall spoil them of the east together: they shall lay their hand upon Edom and Moab; and the children of Ammon shall obey them. و بابل که جلال ممالک و زینت فخر کلدانیان است، مثل واژگون ساختن خدا سدوم و عموره راخواهد شد. bible_en_fa And the LORD shall utterly destroy the tongue of the Egyptian sea; and with his mighty wind shall he shake his hand over the river, and shall smite it in the seven streams, and make men go over dryshod. و تا به ابد آباد نخواهد شد و نسلابعد نسل مسکون نخواهد گردید. و اعراب درآنجا خیمه نخواهند زد و شبانان گله‌ها را در آنجانخواهند خوابانید. bible_en_fa And there shall be an highway for the remnant of his people, which shall be left, from Assyria; like as it was to Israel in the day that he came up out of the land of Egypt. بلکه وحوش صحرا درآنجا خواهند خوابید و خانه های ایشان از بومهاپر خواهد شد. شترمرغ در آنجا ساکن خواهد شدو غولان در آنجا رقص خواهند کرد،و شغالهادر قصرهای ایشان و گرگها در کوشکهای خوش نما صدا خواهند زد و زمانش نزدیک است که برسد و روزهایش طول نخواهد کشید. bible_en_fa And in that day thou shalt say, O LORD, I will praise thee: though thou wast angry with me, thine anger is turned away, and thou comfortedst me. و شغالهادر قصرهای ایشان و گرگها در کوشکهای خوش نما صدا خواهند زد و زمانش نزدیک است که برسد و روزهایش طول نخواهد کشید. bible_en_fa Behold, God is my salvation; I will trust, and not be afraid: for the LORD JEHOVAH is my strength and my song; he also is become my salvation. زیرا خداوند بر یعقوب ترحم فرموده، اسرائیل را بار دیگر خواهد برگزید وایشان را در زمینشان آرامی خواهد داد. و غربا باایشان ملحق شده، با خاندان یعقوب ملصق خواهند گردید. bible_en_fa Therefore with joy shall ye draw water out of the wells of salvation. و قوم‌ها ایشان را برداشته، به مکان خودشان خواهند‌آورد. و خاندان اسرائیل ایشان را در زمین خداوند برای بندگی و کنیزی، مملوک خود خواهند ساخت. و اسیرکنندگان خود را اسیر کرده، بر ستمکاران خویش حکمرانی خواهند نمود. bible_en_fa And in that day shall ye say, Praise the LORD, call upon his name, declare his doings among the people, make mention that his name is exalted. و در روزی که خداوند تو را از الم واضطرابت و بندگی سخت که بر تو می‌نهادندخلاصی بخشد واقع خواهد شد، bible_en_fa Sing unto the LORD; for he hath done excellent things: this is known in all the earth. که این مثل رابر پادشاه بابل زده، خواهی گفت: چگونه آن ستمکار تمام شد و آن جور پیشه چگونه فانی گردید. bible_en_fa Cry out and shout, thou inhabitant of Zion: for great is the Holy One of Israel in the midst of thee. خداوند عصای شریران و چوگان حاکمان را شکست. bible_en_fa The burden of Babylon, which Isaiah the son of Amoz did see. آنکه قوم‌ها را به خشم باصدمه متوالی می‌زد و بر امت‌ها به غضب با جفای بیحد حکمرانی می‌نمود، bible_en_fa Lift ye up a banner upon the high mountain, exalt the voice unto them, shake the hand, that they may go into the gates of the nobles. تمامی زمین آرام شده و ساکت گردیده‌اند و به آواز بلند ترنم می‌نمایند. bible_en_fa I have commanded my sanctified ones, I have also called my mighty ones for mine anger, even them that rejoice in my highness. صنوبرها نیز و سروهای آزاد لبنان درباره توشادمان شده، می‌گویند: «از زمانی که توخوابیده‌ای قطع کننده‌ای بر ما برنیامده است.» bible_en_fa The noise of a multitude in the mountains, like as of a great people; a tumultuous noise of the kingdoms of nations gathered together: the LORD of hosts mustereth the host of the battle. هاویه از زیر برای تو متحرک است تا چون بیایی تو را استقبال نماید، و مردگان یعنی جمیع بزرگان زمین را برای تو بیدار می‌سازد. و جمیع پادشاهان امت‌ها را از کرسیهای ایشان برمی دارد. bible_en_fa They come from a far country, from the end of heaven, even the LORD, and the weapons of his indignation, to destroy the whole land. جمیع اینها تو را خطاب کرده، می‌گویند: «آیاتو نیز مثل ما ضعیف شده‌ای و مانند ماگردیده‌ای.» bible_en_fa Howl ye; for the day of the LORD is at hand; it shall come as a destruction from the Almighty. جلال تو و صدای بربطهای تو به هاویه فرود شده است. کرمها زیر تو گسترانیده شده و مورها تو را می‌پوشانند. bible_en_fa Therefore shall all hands be faint, and every man's heart shall melt: ‌ای زهره دخترصبح چگونه از آسمان افتاده‌ای؟ ای که امت‌ها راذلیل می‌ساختی چگونه به زمین افکنده شده‌ای؟ bible_en_fa And they shall be afraid: pangs and sorrows shall take hold of them; they shall be in pain as a woman that travaileth: they shall be amazed one at another; their faces shall be as flames. و تو در دل خود می‌گفتی: «به آسمان صعودنموده، کرسی خود را بالای ستارگان خدا خواهم افراشت. و بر کوه اجتماع در اطراف شمال جلوس خواهم نمود. bible_en_fa Behold, the day of the LORD cometh, cruel both with wrath and fierce anger, to lay the land desolate: and he shall destroy the sinners thereof out of it. بالای بلندیهای ابرها صعود کرده، مثل حضرت اعلی خواهم شد.» bible_en_fa For the stars of heaven and the constellations thereof shall not give their light: the sun shall be darkened in his going forth, and the moon shall not cause her light to shine. لکن به هاویه به اسفلهای حفره فرود خواهی شد. bible_en_fa And I will punish the world for their evil, and the wicked for their iniquity; and I will cause the arrogancy of the proud to cease, and will lay low the haughtiness of the terrible. آنانی که تو را بینند بر تو چشم دوخته و درتو تامل نموده، خواهند گفت: «آیا این آن مرداست که جهان را متزلزل و ممالک را مرتعش می‌ساخت؟ bible_en_fa I will make a man more precious than fine gold; even a man than the golden wedge of Ophir. که ربع مسکون را ویران می‌نمودو شهرهایش را منهدم می‌ساخت و اسیران خودرا به خانه های ایشان رها نمی کرد؟» bible_en_fa Therefore I will shake the heavens, and the earth shall remove out of her place, in the wrath of the LORD of hosts, and in the day of his fierce anger. همه پادشاهان امت‌ها جمیع هر یک در خانه خود با جلال می‌خوابند. bible_en_fa And it shall be as the chased roe, and as a sheep that no man taketh up: they shall every man turn to his own people, and flee every one into his own land. اما تو از قبر خودبیرون افکنده می‌شوی و مثل شاخه مکروه ومانند لباس کشتگانی که با شمشیر زده شده باشند، که به سنگهای حفره فرو می‌روند و مثل لاشه پایمال شده. bible_en_fa Every one that is found shall be thrust through; and every one that is joined unto them shall fall by the sword. با ایشان در دفن متحدنخواهی بود چونکه زمین خود را ویران کرده، قوم خویش را کشته‌ای. ذریت شریران تا به ابد مذکورنخواهند شد. bible_en_fa Their children also shall be dashed to pieces before their eyes; their houses shall be spoiled, and their wives ravished. برای پسرانش به‌سبب گناه پدران ایشان قتل را مهیا سازید، تا ایشان برنخیزند و در زمین تصرف ننمایند و روی ربع مسکون را از شهرها پر نسازند. bible_en_fa Behold, I will stir up the Medes against them, which shall not regard silver; and as for gold, they shall not delight in it. و یهوه صبایوت می‌گوید: «من به ضدایشان خواهم برخاست.» و خداوند می‌گوید: «اسم و بقیه را و نسل و ذریت را از بابل منقطع خواهم ساخت. bible_en_fa Their bows also shall dash the young men to pieces; and they shall have no pity on the fruit of the womb; their eye shall not spare children. و آن را نصیب خارپشتها و خلابهای آب خواهم گردانید و آن رابا جاروب هلاکت خواهم رفت.» یهوه صبایوت می‌گوید. bible_en_fa And Babylon, the glory of kingdoms, the beauty of the Chaldees' excellency, shall be as when God overthrew Sodom and Gomorrah. یهوه صبایوت قسم خورده، می‌گوید: «یقین به طوری که قصد نموده‌ام همچنان واقع خواهد شد. و به نهجی که تقدیر کرده‌ام همچنان بجا آورده خواهد گشت. bible_en_fa It shall never be inhabited, neither shall it be dwelt in from generation to generation: neither shall the Arabian pitch tent there; neither shall the shepherds make their fold there. و آشور را در زمین خودم خواهم شکست و او را بر کوههای خویش پایمال خواهم کرد. و یوغ او از ایشان رفع شده، بار وی از گردن ایشان برداشته خواهد شد.» bible_en_fa But wild beasts of the desert shall lie there; and their houses shall be full of doleful creatures; and owls shall dwell there, and satyrs shall dance there. تقدیری که بر تمامی زمین مقدر گشته، این است. و دستی که بر جمیع امت‌ها دراز شده، همین است. bible_en_fa And the wild beasts of the islands shall cry in their desolate houses, and dragons in their pleasant palaces: and her time is near to come, and her days shall not be prolonged. زیرا که یهوه صبایوت تقدیرنموده است، پس کیست که آن را باطل گرداند؟ ودست اوست که دراز شده است پس کیست که آن را برگرداند؟ bible_en_fa For the LORD will have mercy on Jacob, and will yet choose Israel, and set them in their own land: and the strangers shall be joined with them, and they shall cleave to the house of Jacob. در سالی که آحاز پادشاه مرد این وحی نازل شد: bible_en_fa And the people shall take them, and bring them to their place: and the house of Israel shall possess them in the land of the LORD for servants and handmaids: and they shall take them captives, whose captives they were; and they shall rule over their oppressors. ‌ای جمیع فلسطین شادی مکن از اینکه عصایی که تو را می‌زد شکسته شده است. زیرا که از ریشه مار افعی بیرون می‌آید و نتیجه او اژدهای آتشین پرنده خواهد بود. bible_en_fa And it shall come to pass in the day that the LORD shall give thee rest from thy sorrow, and from thy fear, and from the hard bondage wherein thou wast made to serve, و نخست زادگان مسکینان خواهند چرید و فقیران در اطمینان خواهند خوابید. و ریشه تو را با قحطی خواهم کشت و باقی ماندگان تو مقتول خواهند شد. bible_en_fa That thou shalt take up this proverb against the king of Babylon, and say, How hath the oppressor ceased! the golden city ceased! ‌ای دروازه ولوله نما! و‌ای شهر فریاد برآور! ای تمامی فلسطین تو گداخته خواهی شد. زیراکه از طرف شمال دود می‌آید و از صفوف وی کسی دور نخواهد افتاد.پس به رسولان امت هاچه جواب داده شود: «اینکه خداوند صهیون رابنیاد نهاده است و مسکینان قوم وی در آن پناه خواهند برد.» bible_en_fa The LORD hath broken the staff of the wicked, and the sceptre of the rulers. پس به رسولان امت هاچه جواب داده شود: «اینکه خداوند صهیون رابنیاد نهاده است و مسکینان قوم وی در آن پناه خواهند برد.» bible_en_fa He who smote the people in wrath with a continual stroke, he that ruled the nations in anger, is persecuted, and none hindereth. وحی درباره موآب: زیرا که در شبی عار موآب خراب وهلاک شده است زیرا در شبی قیر موآب خراب وهلاک شده است. bible_en_fa The whole earth is at rest, and is quiet: they break forth into singing. به بتکده و دیبون به مکان های بلند به جهت گریستن برآمده‌اند. موآب برای نبوو میدبا ولوله می‌کند. بر سر هریکی از ایشان گری است و ریشهای همه تراشیده شده است. bible_en_fa Yea, the fir trees rejoice at thee, and the cedars of Lebanon, saying, Since thou art laid down, no feller is come up against us. درکوچه های خود کمر خود را به پلاس می‌بندند وبر پشت بامها و در چهارسوهای خود هرکس ولوله می‌نماید و اشکها می‌ریزد. bible_en_fa Hell from beneath is moved for thee to meet thee at thy coming: it stirreth up the dead for thee, even all the chief ones of the earth; it hath raised up from their thrones all the kings of the nations. و حشبون والعاله فریاد برمی آورند. آواز ایشان تا یاهص مسموع می‌شود. بنابراین مسلحان موآب ناله می‌کنند و جان ایشان در ایشان می‌لرزد. bible_en_fa All they shall speak and say unto thee, Art thou also become weak as we? art thou become like unto us? دل من به جهت موآب فریاد برمی آورد. فراریانش تا به صوغر و عجلت شلشیا نعره می‌زنند زیرا که ایشان به فراز لوحیت با گریه برمی آیند. زیرا که از راه حورونایم صدای هلاکت برمی آورند. bible_en_fa Thy pomp is brought down to the grave, and the noise of thy viols: the worm is spread under thee, and the worms cover thee. زیرا که آبهای نمریم خراب شده، چونکه علف خشکیده و گیاه تلف شده و هیچ‌چیز سبز باقی نمانده است. bible_en_fa How art thou fallen from heaven, O Lucifer, son of the morning! how art thou cut down to the ground, which didst weaken the nations! بنابراین دولتی را که تحصیل نموده‌اند و اندوخته های خود را بر وادی بیدها می‌برند. bible_en_fa For thou hast said in thine heart, I will ascend into heaven, I will exalt my throne above the stars of God: I will sit also upon the mount of the congregation, in the sides of the north: زیرا که فریادایشان حدود موآب را احاطه نموده و ولوله ایشان تا اجلایم و ولوله ایشان تا بئر ایلیم رسیده است.چونکه آبهای دیمون از خون پر شده زانرو که بر دیمون (بلایای ) زیاد خواهم آوردیعنی شیری را بر فراریان موآب و بر بقیه زمینش (خواهم گماشت ). bible_en_fa I will ascend above the heights of the clouds; I will be like the most High. چونکه آبهای دیمون از خون پر شده زانرو که بر دیمون (بلایای ) زیاد خواهم آوردیعنی شیری را بر فراریان موآب و بر بقیه زمینش (خواهم گماشت ). bible_en_fa Yet thou shalt be brought down to hell, to the sides of the pit. بره‌ها را که خراج حاکم زمین است ازسالع بسوی بیابان به کوه دختر صهیون بفرستید. bible_en_fa They that see thee shall narrowly look upon thee, and consider thee, saying, Is this the man that made the earth to tremble, that did shake kingdoms; و دختران موآب مثل مرغان آواره ومانند آشیانه ترک شده نزد معبرهای ارنون خواهند شد. bible_en_fa That made the world as a wilderness, and destroyed the cities thereof; that opened not the house of his prisoners? مشورت بدهید و انصاف را بجاآورید، و سایه خود را در وقت ظهر مثل شب بگردان. رانده شدگان را پنهان کن و فراریان راتسلیم منما. bible_en_fa All the kings of the nations, even all of them, lie in glory, every one in his own house. ‌ای موآب بگذار که رانده شدگان من نزد تو ماوا گزینند. و برای ایشان از روی تاراج کننده پناه گاه باش. زیرا ظالم نابود می‌شود وتاراج کننده تمام می‌گردد و ستمکار از زمین تلف خواهد شد. bible_en_fa But thou art cast out of thy grave like an abominable branch, and as the raiment of those that are slain, thrust through with a sword, that go down to the stones of the pit; as a carcase trodden under feet. و کرسی به رحمت استوار خواهدگشت و کسی به راستی بر آن در خیمه داودخواهد نشست که داوری کند و انصاف را بطلبد وبه جهت عدالت تعجیل نماید. bible_en_fa Thou shalt not be joined with them in burial, because thou hast destroyed thy land, and slain thy people: the seed of evildoers shall never be renowned. غرور موآب و بسیاری تکبر و خیلاء و کبر وخشم او را شنیدیم و فخر او باطل است. bible_en_fa Prepare slaughter for his children for the iniquity of their fathers; that they do not rise, nor possess the land, nor fill the face of the world with cities. بدین سبب موآب به جهت موآب ولوله می‌کند وتمامی ایشان ولوله می‌نمایند. به جهت بنیادهای قیر حارست ناله می‌کنید زیرا که بالکل مضروب می‌شود. bible_en_fa For I will rise up against them, saith the LORD of hosts, and cut off from Babylon the name, and remnant, and son, and nephew, saith the LORD. زیرا که مزرعه های حشبون و موهای سبمه پژمرده شد و سروران امت‌ها تاکهایش راشکستند. آنها تا به یعزیر رسیده بود و در بیابان پراکنده می‌شد و شاخه هایش منتشر شده، از دریامی گذشت. bible_en_fa I will also make it a possession for the bittern, and pools of water: and I will sweep it with the besom of destruction, saith the LORD of hosts. بنابراین برای مو سبمه به گریه یعزیرخواهم گریست. ای حشبون و العاله شما را بااشکهای خود سیراب خواهم ساخت زیرا که برمیوه‌ها و انگورهایت گلبانگ افتاده است. bible_en_fa The LORD of hosts hath sworn, saying, Surely as I have thought, so shall it come to pass; and as I have purposed, so shall it stand: شادی و ابتهاج از بستانها برداشته شد و در تاکستانها ترنم و آواز شادمانی نخواهد بود وکسی شراب را در چرخشتها پایمال نمی کند. صدای شادمانی را خاموش گردانیدم. bible_en_fa That I will break the Assyrian in my land, and upon my mountains tread him under foot: then shall his yoke depart from off them, and his burden depart from off their shoulders. لهذااحشای من مثل بربط به جهت موآب صدا می‌زندو بطن من برای قیر حارس. bible_en_fa This is the purpose that is purposed upon the whole earth: and this is the hand that is stretched out upon all the nations. و هنگامی که موآب در مکان بلند خود حاضر شده، خویشتن را خسته کند و به مکان مقدس خود برای دعابیاید کامیاب نخواهد شد. bible_en_fa For the LORD of hosts hath purposed, and who shall disannul it? and his hand is stretched out, and who shall turn it back? این است کلامی که خداوند درباره موآب از زمان قدیم گفته است.اما الان خداوند تکلم نموده، می‌گوید که بعد از سه سال مثل سالهای مزدور جلال موآب با تمامی جماعت کثیر اومحقر خواهد شد و بقیه آن بسیار کم و بی‌قوت خواهند گردید. bible_en_fa In the year that king Ahaz died was this burden. اما الان خداوند تکلم نموده، می‌گوید که بعد از سه سال مثل سالهای مزدور جلال موآب با تمامی جماعت کثیر اومحقر خواهد شد و بقیه آن بسیار کم و بی‌قوت خواهند گردید. bible_en_fa Rejoice not thou, whole Palestina, because the rod of him that smote thee is broken: for out of the serpent's root shall come forth a cockatrice, and his fruit shall be a fiery flying serpent. وحی درباره دمشق: اینک دمشق از میان شهرها برداشته می‌شود و توده خراب خواهد گردید. bible_en_fa And the firstborn of the poor shall feed, and the needy shall lie down in safety: and I will kill thy root with famine, and he shall slay thy remnant. شهرهای عروعیر متروک می‌شود و به جهت خوابیدن گله‌ها خواهد بود و کسی آنها را نخواهد ترسانید. bible_en_fa Howl, O gate; cry, O city; thou, whole Palestina, art dissolved: for there shall come from the north a smoke, and none shall be alone in his appointed times. و حصار از افرایم تلف خواهد شد و سلطنت ازدمشق و از بقیه ارام. و مثل جلال بنی‌اسرائیل خواهند بود زیرا که یهوه صبایوت چنین می‌گوید. bible_en_fa What shall one then answer the messengers of the nation? That the LORD hath founded Zion, and the poor of his people shall trust in it. و در آن روز جلال یعقوب ضعیف می‌شود و فربهی جسدش به لاغری تبدیل می‌گردد. bible_en_fa The burden of Moab. Because in the night Ar of Moab is laid waste, and brought to silence; because in the night Kir of Moab is laid waste, and brought to silence; و چنان خواهد بود که دروگران زرع راجمع کنند و دستهای ایشان سنبله‌ها را درو کند. و خواهد بود مثل وقتی که در وادی رفایم سنبله‌ها را بچینند. bible_en_fa He is gone up to Bajith, and to Dibon, the high places, to weep: Moab shall howl over Nebo, and over Medeba: on all their heads shall be baldness, and every beard cut off. و خوشه های چند در آن باقی ماند و مثل وقتی که زیتون را بتکانند که دو یاسه دانه بر سر شاخه بلند و چهار یا پنج دانه برشاخچه های بارور آن باقی ماند. یهوه خدای اسرائیل چنین می‌گوید. bible_en_fa In their streets they shall gird themselves with sackcloth: on the tops of their houses, and in their streets, every one shall howl, weeping abundantly. در آن روز انسان بسوی آفریننده خود نظرخواهد کرد و چشمانش بسوی قدوس اسرائیل خواهد نگریست. bible_en_fa And Heshbon shall cry, and Elealeh: their voice shall be heard even unto Jahaz: therefore the armed soldiers of Moab shall cry out; his life shall be grievous unto him. و بسوی مذبح هایی که به‌دستهای خود ساخته است نظر نخواهد کرد و به آنچه با انگشتهای خویش بنا نموده یعنی اشیریم و بتهای آفتاب نخواهد نگریست. bible_en_fa My heart shall cry out for Moab; his fugitives shall flee unto Zoar, an heifer of three years old: for by the mounting up of Luhith with weeping shall they go it up; for in the way of Horonaim they shall raise up a cry of destruction. در آن روز شهرهای حصینش مثل خرابه هایی که در جنگل یا بر کوه بلند است خواهد شد که آنها را از حضور بنی‌اسرائیل واگذاشتند و ویران خواهد شد. bible_en_fa For the waters of Nimrim shall be desolate: for the hay is withered away, the grass faileth, there is no green thing. چونکه خدای نجات خود را فراموش کردی و صخره قوت خویش را به یاد نیاوردی بنابراین نهالهای دلپذیرغرس خواهی نمود و قلمه های غریب را خواهی کاشت. bible_en_fa Therefore the abundance they have gotten, and that which they have laid up, shall they carry away to the brook of the willows. در روزی که غرس می‌نمایی آن را نموخواهی داد و در صبح مزروع خود را به شکوفه خواهی آورد اما محصولش در روز آفت مهلک وحزن علاج ناپذیر بر باد خواهد رفت. bible_en_fa For the cry is gone round about the borders of Moab; the howling thereof unto Eglaim, and the howling thereof unto Beer-elim. وای بر شورش قوم های بسیار که مثل شورش دریا شورش می‌نمایند و خروش طوایفی که مثل خروش آبهای زورآور خروش می‌کنند. bible_en_fa For the waters of Dimon shall be full of blood: for I will bring more upon Dimon, lions upon him that escapeth of Moab, and upon the remnant of the land. طوایف مثل خروش آبهای بسیارمی خروشند اما ایشان را عتاب خواهد کرد و به‌جای دور خواهند گریخت و مثل کاه کوهها دربرابر باد رانده خواهند شد و مثل غبار در برابرگردباد.در وقت شام اینک خوف است و قبل از صبح نابود می‌شوند. نصیب تاراج کنندگان ما و حصه غارت نمایندگان ما همین است. bible_en_fa Send ye the lamb to the ruler of the land from Sela to the wilderness, unto the mount of the daughter of Zion. در وقت شام اینک خوف است و قبل از صبح نابود می‌شوند. نصیب تاراج کنندگان ما و حصه غارت نمایندگان ما همین است. bible_en_fa For it shall be, that, as a wandering bird cast out of the nest, so the daughters of Moab shall be at the fords of Arnon. وای بر زمینی که در آن آواز بالها است که به آن طرف نهرهای کوش می‌باشد. bible_en_fa Take counsel, execute judgment; make thy shadow as the night in the midst of the noonday; hide the outcasts; bewray not him that wandereth. و ایلچیان به دریا و در کشتیهای بردی بر روی آبها می‌فرستد و می‌گوید: ای رسولان تیزروبروید نزد امت بلند قد و براق، نزد قومی که ازابتدایش تا کنون مهیب بوده‌اند یعنی امت زورآورو پایمال کننده که نهرها زمین ایشان را تقسیم می‌کند. bible_en_fa Let mine outcasts dwell with thee, Moab; be thou a covert to them from the face of the spoiler: for the extortioner is at an end, the spoiler ceaseth, the oppressors are consumed out of the land. ‌ای تمامی ساکنان ربع مسکون و سکنه جهان، چون علمی بر کوهها بلند گردد بنگرید وچون کرنا نواخته شود بشنوید. bible_en_fa And in mercy shall the throne be established: and he shall sit upon it in truth in the tabernacle of David, judging, and seeking judgment, and hasting righteousness. زیرا خداوند به من چنین گفته است که من خواهم آرامید و ازمکان خود نظر خواهم نمود. مثل گرمای صاف برنباتات و مثل ابر شبنم دار در حرارت حصاد. bible_en_fa We have heard of the pride of Moab; he is very proud: even of his haughtiness, and his pride, and his wrath: but his lies shall not be so. زیرا قبل از حصاد وقتی که شکوفه تمام شود وگل به انگور رسیده، مبدل گردد او شاخه‌ها را بااره‌ها خواهد برید و نهالها را بریده دور خواهدافکند. bible_en_fa Therefore shall Moab howl for Moab, every one shall howl: for the foundations of Kir-hareseth shall ye mourn; surely they are stricken. و همه برای مرغان شکاری کوهها ووحوش زمین واگذاشته خواهد شد. و مرغان شکاری تابستان را بر آنها بسر خواهند برد وجمیع وحوش زمین زمستان را بر آنها خواهندگذرانید.و در آن زمان هدیه‌ای برای یهوه صبایوت از قوم بلند قد و براق و از قومی که ازابتدایش تا کنون مهیب است و از امتی زورآور وپایمال کننده که نهرها زمین ایشان را تقسیم می‌کند به مکان اسم یهوه صبایوت یعنی به کوه صهیون آورده خواهد شد. bible_en_fa For the fields of Heshbon languish, and the vine of Sibmah: the lords of the heathen have broken down the principal plants thereof, they are come even unto Jazer, they wandered through the wilderness: her branches are stretched out, they are gone over the sea. و در آن زمان هدیه‌ای برای یهوه صبایوت از قوم بلند قد و براق و از قومی که ازابتدایش تا کنون مهیب است و از امتی زورآور وپایمال کننده که نهرها زمین ایشان را تقسیم می‌کند به مکان اسم یهوه صبایوت یعنی به کوه صهیون آورده خواهد شد. bible_en_fa Therefore I will bewail with the weeping of Jazer the vine of Sibmah: I will water thee with my tears, O Heshbon, and Elealeh: for the shouting for thy summer fruits and for thy harvest is fallen. وحی درباره مصر: اینک خداوند بر ابر تیزرو سوار شده، به مصر می‌آید و بتهای مصر از حضور وی خواهدلرزید و دلهای مصریان در اندرون ایشان گداخته خواهد شد. bible_en_fa And gladness is taken away, and joy out of the plentiful field; and in the vineyards there shall be no singing, neither shall there be shouting: the treaders shall tread out no wine in their presses; I have made their vintage shouting to cease. و مصریان را بر مصریان خواهم برانگیخت. برادر با برادر خود و همسایه باهمسایه خویش و شهر با شهر و کشور با کشورجنگ خواهند نمود. bible_en_fa Wherefore my bowels shall sound like an harp for Moab, and mine inward parts for Kir-haresh. و روح مصر در اندرونش افسرده شده، مشورتش را باطل خواهم گردانید وایشان از بتها و فالگیران و صاحبان اجنه وجادوگران سوال خواهند نمود. bible_en_fa And it shall come to pass, when it is seen that Moab is weary on the high place, that he shall come to his sanctuary to pray; but he shall not prevail. و مصریان را به‌دست آقای ستم کیش تسلیم خواهم نمود وپادشاه زورآور بر ایشان حکمرانی خواهد کرد. خداوند یهوه صبایوت چنین می‌گوید. bible_en_fa This is the word that the LORD hath spoken concerning Moab since that time. و آب از دریا (نیل ) کم شده، نهر خراب وخشک خواهد گردید. bible_en_fa But now the LORD hath spoken, saying, Within three years, as the years of an hireling, and the glory of Moab shall be contemned, with all that great multitude; and the remnant shall be very small and feeble. و نهرها متعفن شده، جویهای ماصور کم شده می‌خشکد و نی و بوریاپژمرده خواهد شد. bible_en_fa The burden of Damascus. Behold, Damascus is taken away from being a city, and it shall be a ruinous heap. و مرغزاری که بر کنار نیل وبر دهنه نیل است و همه مزرعه های نیل خشک ورانده شده و نابود خواهد گردید. bible_en_fa The cities of Aroer are forsaken: they shall be for flocks, which shall lie down, and none shall make them afraid. و ماهی گیران ماتم می‌گیرند و همه آنانی که قلاب به نیل اندازندزاری می‌کنند و آنانی که دام بر روی آب گسترانند افسرده خواهند شد. bible_en_fa The fortress also shall cease from Ephraim, and the kingdom from Damascus, and the remnant of Syria: they shall be as the glory of the children of Israel, saith the LORD of hosts. و عاملان کتان شانه زده و بافندگان پارچه سفید خجل خواهندشد. bible_en_fa And in that day it shall come to pass, that the glory of Jacob shall be made thin, and the fatness of his flesh shall wax lean. و ارکان او ساییده و جمیع مزدوران رنجیده دل خواهند شد. bible_en_fa And it shall be as when the harvestman gathereth the corn, and reapeth the ears with his arm; and it shall be as he that gathereth ears in the valley of Rephaim. سروران صوعن بالکل احمق می‌شوند ومشورت مشیران دانشمند فرعون وحشی می گردد. پس چگونه به فرعون می‌گویید که من پسر حکما و پسر پادشاهان قدیم می‌باشم. bible_en_fa Yet gleaning grapes shall be left in it, as the shaking of an olive tree, two or three berries in the top of the uppermost bough, four or five in the outmost fruitful branches thereof, saith the LORD God of Israel. پس حکیمان تو کجایند تا ایشان تو را اطلاع دهند وبدانند که یهوه صبایوت درباره مصر چه تقدیرنموده است. bible_en_fa At that day shall a man look to his Maker, and his eyes shall have respect to the Holy One of Israel. سروران صوعن ابله شده وسروران نوف فریب خورده‌اند و آنانی که سنگ زاویه اسباط مصر هستند آن را گمراه کرده‌اند. bible_en_fa And he shall not look to the altars, the work of his hands, neither shall respect that which his fingers have made, either the groves, or the images. و خداوند روح خیرگی در وسط آن آمیخته است که ایشان مصریان را در همه کارهای ایشان گمراه کرده‌اند مثل مستان که در قی خود افتان وخیزان راه می‌روند. bible_en_fa In that day shall his strong cities be as a forsaken bough, and an uppermost branch, which they left because of the children of Israel: and there shall be desolation. و مصریان را کاری نخواهد ماند که سر یا دم نخل یا بوریا بکند. bible_en_fa Because thou hast forgotten the God of thy salvation, and hast not been mindful of the rock of thy strength, therefore shalt thou plant pleasant plants, and shalt set it with strange slips: در آن روز اهل مصر مثل زنان می‌باشند و ازحرکت دست یهوه صبایوت که آن را بر مصر به حرکت می‌آورد لرزان و هراسان خواهند شد. bible_en_fa In the day shalt thou make thy plant to grow, and in the morning shalt thou make thy seed to flourish: but the harvest shall be a heap in the day of grief and of desperate sorrow. و زمین یهودا باعث خوف مصر خواهد شد که هرکه ذکر آن را بشنود خواهد ترسید به‌سبب تقدیری که یهوه صبایوت بر آن مقدر نموده است. bible_en_fa Woe to the multitude of many people, which make a noise like the noise of the seas; and to the rushing of nations, that make a rushing like the rushing of mighty waters! در آن روز پنج شهر در زمین مصر به زبان کنعان متکلم شده، برای یهوه صبایوت قسم خواهند خورد و یکی شهر هلاکت نامیده خواهدشد. bible_en_fa The nations shall rush like the rushing of many waters: but God shall rebuke them, and they shall flee far off, and shall be chased as the chaff of the mountains before the wind, and like a rolling thing before the whirlwind. در آن روز مذبحی برای خداوند در میان زمین مصر و ستونی نزد حدودش برای خداوندخواهد بود. bible_en_fa And behold at eveningtide trouble; and before the morning he is not. This is the portion of them that spoil us, and the lot of them that rob us. و آن آیتی و شهادتی برای یهوه صبایوت در زمین مصر خواهد بود. زیرا که نزدخداوند به‌سبب جفاکنندگان خویش استغاثه خواهد نمود و او نجات‌دهنده و حمایت کننده‌ای برای ایشان خواهد فرستاد و ایشان راخواهد رهانید. bible_en_fa Woe to the land shadowing with wings, which is beyond the rivers of Ethiopia: و خداوند بر مصریان معروف خواهد شد و در آن روز مصریان خداوند راخواهند شناخت و با ذبایح و هدایا او را عبادت خواهند کرد و برای خداوند نذر کرده، آن را وفاخواهند نمود. bible_en_fa That sendeth ambassadors by the sea, even in vessels of bulrushes upon the waters, saying, Go, ye swift messengers, to a nation scattered and peeled, to a people terrible from their beginning hitherto; a nation meted out and trodden down, whose land the rivers have spoiled! و خداوند مصریان را خواهدزد و به زدن شفا خواهد داد زیرا چون بسوی خداوند بازگشت نمایند ایشان را اجابت نموده، شفا خواهد داد. bible_en_fa All ye inhabitants of the world, and dwellers on the earth, see ye, when he lifteth up an ensign on the mountains; and when he bloweth a trumpet, hear ye. در آن روز شاهراهی از مصر به آشورخواهد بود و آشوریان به مصر و مصریان به آشورخواهند رفت و مصریان با آشوریان عبادت خواهند نمود. bible_en_fa For so the LORD said unto me, I will take my rest, and I will consider in my dwelling place like a clear heat upon herbs, and like a cloud of dew in the heat of harvest. در آن روز اسرائیل سوم مصر وآشور خواهد شد و آنها در میان جهان برکت خواهند بود.زیرا که یهوه صبایوت آنها رابرکت داده خواهد گفت قوم من مصر و صنعت دست من آشور و میراث من اسرائیل مبارک باشند. bible_en_fa For afore the harvest, when the bud is perfect, and the sour grape is ripening in the flower, he shall both cut off the sprigs with pruning hooks, and take away and cut down the branches. زیرا که یهوه صبایوت آنها رابرکت داده خواهد گفت قوم من مصر و صنعت دست من آشور و میراث من اسرائیل مبارک باشند. bible_en_fa They shall be left together unto the fowls of the mountains, and to the beasts of the earth: and the fowls shall summer upon them, and all the beasts of the earth shall winter upon them. در سالی که ترتان به اشدود آمد هنگامی که سرجون پادشاه آشور او رافرستاد، پس با اشدود جنگ کرده، آن را گرفت. bible_en_fa In that time shall the present be brought unto the LORD of hosts of a people scattered and peeled, and from a people terrible from their beginning hitherto; a nation meted out and trodden under foot, whose land the rivers have spoiled, to the place of the name of the LORD of hosts, the mount Zion. در آن وقت خداوند به واسطه اشعیا ابن آموص تکلم نموده، گفت: «برو و پلاس را از کمر خودبگشا و نعلین را از پای خود بیرون کن.» و او چنین کرده، عریان و پا برهنه راه می‌رفت. bible_en_fa The burden of Egypt. Behold, the LORD rideth upon a swift cloud, and shall come into Egypt: and the idols of Egypt shall be moved at his presence, and the heart of Egypt shall melt in the midst of it. و خداوند گفت: «چنانکه بنده من اشعیا سه سال عریان و پا برهنه راه رفته است تا آیتی وعلامتی درباره مصر و کوش باشد، bible_en_fa And I will set the Egyptians against the Egyptians: and they shall fight every one against his brother, and every one against his neighbour; city against city, and kingdom against kingdom. بهمان طورپادشاه آشور اسیران مصر و جلاء وطنان کوش رااز جوانان وپیران عریان و پابرهنه و مکشوف سرین خواهد برد تا رسوایی مصر باشد. bible_en_fa And the spirit of Egypt shall fail in the midst thereof; and I will destroy the counsel thereof: and they shall seek to the idols, and to the charmers, and to them that have familiar spirits, and to the wizards. و ایشان به‌سبب کوش که ملجای ایشان است و مصر که فخر ایشان باشد مضطرب و خجل خواهند شد.و ساکنان این ساحل در آن روز خواهند گفت: اینک ملجای ما که برای اعانت به آن فرار کردیم تااز دست پادشاه آشور نجات یابیم چنین شده است، پس ما چگونه نجات خواهیم یافت؟» bible_en_fa And the Egyptians will I give over into the hand of a cruel lord; and a fierce king shall rule over them, saith the Lord, the LORD of hosts. و ساکنان این ساحل در آن روز خواهند گفت: اینک ملجای ما که برای اعانت به آن فرار کردیم تااز دست پادشاه آشور نجات یابیم چنین شده است، پس ما چگونه نجات خواهیم یافت؟» bible_en_fa And the waters shall fail from the sea, and the river shall be wasted and dried up. وحی درباره بیابان بحر: چنانکه گردباد در جنوب می‌آید، این نیز از بیابان از زمین هولناک می‌آید. bible_en_fa And they shall turn the rivers far away; and the brooks of defence shall be emptied and dried up: the reeds and flags shall wither. رویای سخت برای من منکشف شده است، خیانت پیشه خیانت می‌کند و تاراج کننده تاراج می‌نماید. ای عیلام برآی و‌ای مدیان محاصره نما. تمام ناله آن را ساکت گردانیدم. bible_en_fa The paper reeds by the brooks, by the mouth of the brooks, and every thing sown by the brooks, shall wither, be driven away, and be no more. از این جهت کمر من از شدت درد پر شده است و درد زه مثل درد زنی که می‌زاید مرادرگرفته است. پیچ و تاب می‌خورم که نمی توانم بشنوم، مدهوش می‌شوم که نمی توانم ببینم. bible_en_fa The fishers also shall mourn, and all they that cast angle into the brooks shall lament, and they that spread nets upon the waters shall languish. دل من می‌طپید و هیبت مرا ترسانید. او شب لذت مرابرایم به خوف مبدل ساخته است. bible_en_fa Moreover they that work in fine flax, and they that weave networks, shall be confounded. سفره را مهیاساخته و فرش را گسترانیده به اکل و شرب مشغول می‌باشند. ای سروران برخیزید و سپرهارا روغن بمالید. bible_en_fa And they shall be broken in the purposes thereof, all that make sluices and ponds for fish. زیرا خداوند به من چنین گفته است: «برو ودیده بان را قرار بده تا آنچه را که بیند اعلام نماید. bible_en_fa Surely the princes of Zoan are fools, the counsel of the wise counsellers of Pharaoh is become brutish: how say ye unto Pharaoh, I am the son of the wise, the son of ancient kings? و چون فوج سواران جفت جفت و فوج الاغان وفوج شتران را بیند آنگاه به دقت تمام توجه بنماید.» bible_en_fa Where are they? where are thy wise men? and let them tell thee now, and let them know what the LORD of hosts hath purposed upon Egypt. پس او مثل شیر صدا زد که «ای آقا من دائم در روز بر محرس ایستاده‌ام و تمامی شب بردیده بانگاه خود برقرار می‌باشم. bible_en_fa The princes of Zoan are become fools, the princes of Noph are deceived; they have also seduced Egypt, even they that are the stay of the tribes thereof. و اینک فوج مردان و سواران جفت جفت می‌آیند و او مزیدکرده، گفت: بابل افتاد افتاده است و تمامی تمثال های تراشیده خدایانش را بر زمین شکسته‌اند.» bible_en_fa The LORD hath mingled a perverse spirit in the midst thereof: and they have caused Egypt to err in every work thereof, as a drunken man staggereth in his vomit. ‌ای کوفته شده من و‌ای محصول خرمن من آنچه از یهوه صبایوت خدای اسرائیل شنیدم به شما اعلام می‌نمایم. bible_en_fa Neither shall there be any work for Egypt, which the head or tail, branch or rush, may do. وحی درباره دومه: کسی از سعیر به من ندا می‌کند که «ای دیده بان از شب چه خبر؟ ای دیده بان از شب چه خبر؟» bible_en_fa In that day shall Egypt be like unto women: and it shall be afraid and fear because of the shaking of the hand of the LORD of hosts, which he shaketh over it. دیده بان می‌گوید که صبح می‌آید و شام نیز. اگر پرسیدن می‌خواهید بپرسید و بازگشت نموده، بیایید.» bible_en_fa And the land of Judah shall be a terror unto Egypt, every one that maketh mention thereof shall be afraid in himself, because of the counsel of the LORD of hosts, which he hath determined against it. وحی درباره عرب: ای قافله های ددانیان در جنگل عرب منزل کنید. bible_en_fa In that day shall five cities in the land of Egypt speak the language of Canaan, and swear to the LORD of hosts; one shall be called, The city of destruction. ‌ای ساکنان زمین تیما تشنگان را به آب استقبال کنید و فراریان را به خوراک ایشان پذیره شوید. bible_en_fa In that day shall there be an altar to the LORD in the midst of the land of Egypt, and a pillar at the border thereof to the LORD. زیرا که ایشان از شمشیرها فرارمی کنند. از شمشیر برهنه و کمان زه شده و ازسختی جنگ. bible_en_fa And it shall be for a sign and for a witness unto the LORD of hosts in the land of Egypt: for they shall cry unto the LORD because of the oppressors, and he shall send them a saviour, and a great one, and he shall deliver them. زانرو که خداوند به من گفته است بعد ازیکسال موافق سالهای مزدوران تمامی شوکت قیدار تلف خواهد شد.و بقیه شماره تیراندازان و جباران بنی قیدار قلیل خواهد شدچونکه یهوه خدای اسرائیل این را گفته است. bible_en_fa And the LORD shall be known to Egypt, and the Egyptians shall know the LORD in that day, and shall do sacrifice and oblation; yea, they shall vow a vow unto the LORD, and perform it. و بقیه شماره تیراندازان و جباران بنی قیدار قلیل خواهد شدچونکه یهوه خدای اسرائیل این را گفته است. bible_en_fa And the LORD shall smite Egypt: he shall smite and heal it: and they shall return even to the LORD, and he shall be intreated of them, and shall heal them. وحی درباره وادی رویا: الان تو را چه شد که کلیه بر بامهابرآمدی؟ bible_en_fa In that day shall there be a highway out of Egypt to Assyria, and the Assyrian shall come into Egypt, and the Egyptian into Assyria, and the Egyptians shall serve with the Assyrians. ‌ای که پر از شورشها هستی و‌ای شهرپرغوغا و‌ای قریه مفتخر. کشتگانت کشته شمشیر نیستند و در جنگ هلاک نشده‌اند. bible_en_fa In that day shall Israel be the third with Egypt and with Assyria, even a blessing in the midst of the land: جمیع سرورانت با هم گریختند و بدون تیراندازان اسیر گشتند. همگانی که در تو یافت شدند با هم اسیر گردیدند و به‌جای دور فرارکردند. bible_en_fa Whom the LORD of hosts shall bless, saying, Blessed be Egypt my people, and Assyria the work of my hands, and Israel mine inheritance. بنابراین گفتم نظر خود را از من بگردانیدزیرا که با تلخی گریه می‌کنم. برای تسلی من درباره خرابی دختر قومم الحاح مکنید. bible_en_fa In the year that Tartan came unto Ashdod, (when Sargon the king of Assyria sent him,) and fought against Ashdod, and took it; زیرا خداوند یهوه صبایوت روز آشفتگی وپایمالی و پریشانی‌ای در وادی رویا دارد. دیوارها را منهدم می‌سازند و صدای استغاثه تا به کوهها می‌رسد. bible_en_fa At the same time spake the LORD by Isaiah the son of Amoz, saying, Go and loose the sackcloth from off thy loins, and put off thy shoe from thy foot. And he did so, walking naked and barefoot. و عیلام با افواج مردان و سواران ترکش را برداشته است و قیر سپر را مکشوف نموده است، bible_en_fa And the LORD said, Like as my servant Isaiah hath walked naked and barefoot three years for a sign and wonder upon Egypt and upon Ethiopia; و وادیهای بهترینت از ارابه‌ها پرشده، سواران پیش دروازه هایت صف آرایی می‌نمایند، bible_en_fa So shall the king of Assyria lead away the Egyptians prisoners, and the Ethiopians captives, young and old, naked and barefoot, even with their buttocks uncovered, to the shame of Egypt. و پوشش یهودا برداشته می‌شود ودر آن روز به اسلحه خانه جنگل نگاه خواهیدکرد. bible_en_fa And they shall be afraid and ashamed of Ethiopia their expectation, and of Egypt their glory. و رخنه های شهر داود را که بسیارندخواهید دید و آب برکه تحتانی را جمع خواهیدنمود. bible_en_fa And the inhabitant of this isle shall say in that day, Behold, such is our expectation, whither we flee for help to be delivered from the king of Assyria: and how shall we escape? و خانه های اورشلیم را خواهید شمرد وخانه‌ها را به جهت حصاربندی دیوارها خراب خواهید نمود. bible_en_fa The burden of the desert of the sea. As whirlwinds in the south pass through; so it cometh from the desert, from a terrible land. و درمیان دو دیوار حوضی برای آب برکه قدیم خواهید ساخت اما به صانع آن نخواهید نگریست و به آنکه آن را از ایام پیشین ساخته است نگران نخواهید شد. bible_en_fa A grievous vision is declared unto me; the treacherous dealer dealeth treacherously, and the spoiler spoileth. Go up, O Elam: besiege, O Media; all the sighing thereof have I made to cease. و در آن روزخداوند یهوه صبایوت (شما را) به گریستن و ماتم کردن و کندن مو و پوشیدن پلاس خواهدخواند. bible_en_fa Therefore are my loins filled with pain: pangs have taken hold upon me, as the pangs of a woman that travaileth: I was bowed down at the hearing of it; I was dismayed at the seeing of it. و اینک شادمانی و خوشی و کشتن گاوان و ذبح کردن گوسفندان و خوردن گوشت ونوشیدن شراب خواهد بود که بخوریم و بنوشیم زیرا که فردا می‌میریم. bible_en_fa My heart panted, fearfulness affrighted me: the night of my pleasure hath he turned into fear unto me. و یهوه صبایوت درگوش من اعلام کرده است که این گناه شما تابمیرید هرگز کفاره نخواهد شد. خداوند یهوه صبایوت این را گفته است. bible_en_fa Prepare the table, watch in the watchtower, eat, drink: arise, ye princes, and anoint the shield. خداوند یهوه صبایوت چنین می‌گوید: «برو و نزد این خزانه‌دار یعنی شبنا که ناظر خانه است داخل شو و به او بگو: bible_en_fa For thus hath the Lord said unto me, Go, set a watchman, let him declare what he seeth. تو را در اینجا چه‌کار است و در اینجا که را داری که در اینجا قبری برای خود کنده‌ای؟ ای کسی‌که قبر خود را درمکان بلند می‌کنی و مسکنی برای خویشتن درصخره می‌تراشی.» bible_en_fa And he saw a chariot with a couple of horsemen, a chariot of asses, and a chariot of camels; and he hearkened diligently with much heed: اینک‌ای مرد، خداوند البته تو را دورخواهد انداخت و البته تو را خواهد پوشانید. bible_en_fa And he cried, A lion: My lord, I stand continually upon the watchtower in the daytime, and I am set in my ward whole nights: والبته تو را مثل گوی سخت خواهد پیچید و به زمین وسیع تو را خواهد افکند و در آنجا خواهی مرد و در آنجا ارابه های شوکت تو رسوایی خانه آقایت خواهد شد. bible_en_fa And, behold, here cometh a chariot of men, with a couple of horsemen. And he answered and said, Babylon is fallen, is fallen; and all the graven images of her gods he hath broken unto the ground. و تو را از منصبت خواهم راند و از مکانت به زیر افکنده خواهی شد. bible_en_fa O my threshing, and the corn of my floor: that which I have heard of the LORD of hosts, the God of Israel, have I declared unto you. و در آن روز واقع خواهد شد که بنده خویش الیاقیم بن حلقیا را دعوت خواهم نمود. bible_en_fa The burden of Dumah. He calleth to me out of Seir, Watchman, what of the night? Watchman, what of the night? و او را به‌جامه تو ملبس ساخته به کمربندت محکم خواهم ساخت و اقتدار تو را به‌دست اوخواهم داد و او ساکنان اورشلیم و خاندان یهودارا پدر خواهد بود. bible_en_fa The watchman said, The morning cometh, and also the night: if ye will inquire, inquire ye: return, come. و کلید خانه داود را بر دوش وی خواهم نهاد و چون بگشاید احدی نخواهدبست و چون ببندد، احدی نخواهد گشاد. bible_en_fa The burden upon Arabia. In the forest in Arabia shall ye lodge, O ye travelling companies of Dedanim. و او را در جای محکم مثل میخ خواهم دوخت و برای خاندان پدر خود کرسی جلال خواهد بود. bible_en_fa The inhabitants of the land of Tema brought water to him that was thirsty, they prevented with their bread him that fled. وتمامی جلال خاندان پدرش را از اولاد و احفاد وهمه ظروف کوچک را از ظروف کاسه‌ها تا ظروف تنگها بر او خواهند آویخت.و یهوه صبایوت می‌گوید که در آن روز آن میخی که در مکان محکم دوخته شده متحرک خواهد گردید و قطع شده، خواهد افتاد و باری که بر آن است، تلف خواهد شد زیرا خداوند این راگفته است. bible_en_fa For they fled from the swords, from the drawn sword, and from the bent bow, and from the grievousness of war. و یهوه صبایوت می‌گوید که در آن روز آن میخی که در مکان محکم دوخته شده متحرک خواهد گردید و قطع شده، خواهد افتاد و باری که بر آن است، تلف خواهد شد زیرا خداوند این راگفته است. bible_en_fa For thus hath the Lord said unto me, Within a year, according to the years of an hireling, and all the glory of Kedar shall fail: وحی درباره صور ای کشتیهای ترشیش ولوله نمایید زیراکه بحدی خراب شده است که نه خانه‌ای و نه مدخلی باقی‌مانده. از زمین کتیم خبر به ایشان رسیده است. bible_en_fa And the residue of the number of archers, the mighty men of the children of Kedar, shall be diminished: for the LORD God of Israel hath spoken it. ‌ای ساکنان ساحل که تاجران صیدون که از دریا عبور می‌کنند تو را پرساخته‌اند آرام گیرید. bible_en_fa The burden of the valley of vision. What aileth thee now, that thou art wholly gone up to the housetops? و دخل او از محصول شیحور و حصاد نیل بر آبهای بسیار می‌بود پس اوتجارت گاه امت‌ها شده است. bible_en_fa Thou that art full of stirs, a tumultuous city, a joyous city: thy slain men are not slain with the sword, nor dead in battle. ‌ای صیدون خجل شو زیرا که دریا یعنی قلعه دریا متکلم شده، می‌گوید درد زه نکشیده‌ام و نزاییده‌ام وجوانان را نپرورده‌ام و دوشیزگان را تربیت نکرده‌ام. bible_en_fa All thy rulers are fled together, they are bound by the archers: all that are found in thee are bound together, which have fled from far. چون این خبر به مصر برسد از اخبارصور بسیار دردناک خواهند شد. bible_en_fa Therefore said I, Look away from me; I will weep bitterly, labour not to comfort me, because of the spoiling of the daughter of my people. ‌ای ساکنان ساحل دریا به ترشیش بگذرید وولوله نمایید. bible_en_fa For it is a day of trouble, and of treading down, and of perplexity by the Lord GOD of hosts in the valley of vision, breaking down the walls, and of crying to the mountains. آیا این شهر مفتخر شما است که قدیمی و از ایام سلف بوده است و پایهایش او رابه‌جای دور برده، تا در آنجا ماوا گزیند؟ bible_en_fa And Elam bare the quiver with chariots of men and horsemen, and Kir uncovered the shield. کیست که این قصد را درباره صور آن شهر تاج بخش که تجار وی سروران و بازرگانان او شرفای جهان بوده‌اند نموده است. bible_en_fa And it shall come to pass, that thy choicest valleys shall be full of chariots, and the horsemen shall set themselves in array at the gate. یهوه صبایوت این قصد رانموده است تا تکبر تمامی جلال را خوار سازد وجمیع شرفای جهان را محقر نماید. bible_en_fa And he discovered the covering of Judah, and thou didst look in that day to the armour of the house of the forest. ‌ای دختر ترشیش از زمین خود مثل نیل بگذر زیرا که دیگر هیچ بند برای تو نیست. bible_en_fa Ye have seen also the breaches of the city of David, that they are many: and ye gathered together the waters of the lower pool. اودست خود را بر دریا دراز کرده، مملکتها رامتحرک ساخته است. خداوند درباره کنعان امرفرموده است تا قلعه هایش را خراب نمایند. bible_en_fa And ye have numbered the houses of Jerusalem, and the houses have ye broken down to fortify the wall. وگفته است: ای دوشیزه ستم رسیده و‌ای دخترصیدون دیگر مفتخر نخواهی شد. برخاسته، به کتیم بگذر اما در آنجا نیز راحت برای تو نخواهدبود. bible_en_fa Ye made also a ditch between the two walls for the water of the old pool: but ye have not looked unto the maker thereof, neither had respect unto him that fashioned it long ago. اینک زمین کلدانیان که قومی نبودند وآشور آن را به جهت صحرانشینان بنیاد نهاد. ایشان منجنیقهای خود را افراشته، قصرهای آن را منهدم و آن را به خرابی مبدل خواهند ساخت. bible_en_fa And in that day did the Lord GOD of hosts call to weeping, and to mourning, and to baldness, and to girding with sackcloth: ‌ای کشتیهای ترشیش ولوله نمایید زیرا که قلعه شما خراب شده است. bible_en_fa And behold joy and gladness, slaying oxen, and killing sheep, eating flesh, and drinking wine: let us eat and drink; for to morrow we shall die. و در آن روز واقع خواهد شد که صور، هفتاد سال مثل ایام یک پادشاه فراموش خواهدشد و بعد از انقضای هفتاد سال برای صور مثل سرود زانیه خواهد بود. bible_en_fa And it was revealed in mine ears by the LORD of hosts, Surely this iniquity shall not be purged from you till ye die, saith the Lord GOD of hosts. ‌ای زانیه فراموش شده بربط را گرفته، در شهر گردش نما. خوش بنواز وسرودهای بسیار بخوان تا به یاد آورده شوی. bible_en_fa Thus saith the Lord GOD of hosts, Go, get thee unto this treasurer, even unto Shebna, which is over the house, and say, وبعد از انقضای هفتاد سال واقع می‌شود که خداوند از صور تفقد خواهد نمود و به اجرت خویش برگشته با جمیع ممالک جهان که بر روی زمین است زنا خواهد نمود.و تجارت واجرت آن برای خداوند وقف شده ذخیره و اندوخته نخواهد شد بلکه تجارتش برای مقربان درگاه خداوند خواهد بود تا به سیری بخورند ولباس فاخر بپوشند. bible_en_fa What hast thou here? and whom hast thou here, that thou hast hewed thee out a sepulchre here, as he that heweth him out a sepulchre on high, and that graveth an habitation for himself in a rock? و تجارت واجرت آن برای خداوند وقف شده ذخیره و اندوخته نخواهد شد بلکه تجارتش برای مقربان درگاه خداوند خواهد بود تا به سیری بخورند ولباس فاخر بپوشند. bible_en_fa Behold, the LORD will carry thee away with a mighty captivity, and will surely cover thee. اینک خداوند زمین را خالی و ویران می کند، و آن را واژگون ساخته، ساکنانش را پراکنده می‌سازد. bible_en_fa He will surely violently turn and toss thee like a ball into a large country: there shalt thou die, and there the chariots of thy glory shall be the shame of thy lord's house. و مثل قوم، مثل کاهن و مثل بنده، مثل آقایش و مثل کنیز، مثل خاتونش و مثل مشتری، مثل فروشنده و مثل قرض دهنده، مثل قرض گیرنده و مثل سودخوار، مثل سود دهنده خواهد بود. bible_en_fa And I will drive thee from thy station, and from thy state shall he pull thee down. و زمین بالکل خالی و بالکل غارت خواهد شد زیرا خداوند این سخن را گفته است. bible_en_fa And it shall come to pass in that day, that I will call my servant Eliakim the son of Hilkiah: زمین ماتم می‌کند و پژمرده می‌شود. ربع مسکون کاهیده و پژمرده می‌گردد، شریفان اهل زمین کاهیده می‌شوند. bible_en_fa And I will clothe him with thy robe, and strengthen him with thy girdle, and I will commit thy government into his hand: and he shall be a father to the inhabitants of Jerusalem, and to the house of Judah. زمین زیرساکنانش ملوث می‌شود زیرا که از شرایع تجاوزنموده و فرایض را تبدیل کرده و عهد جاودانی راشکسته‌اند. bible_en_fa And the key of the house of David will I lay upon his shoulder; so he shall open, and none shall shut; and he shall shut, and none shall open. بنابراین لعنت، جهان را فانی کرده است و ساکنانش سزا یافته‌اند لهذا ساکنان زمین سوخته شده‌اند و مردمان، بسیار کم باقی‌مانده‌اند. bible_en_fa And I will fasten him as a nail in a sure place; and he shall be for a glorious throne to his father's house. شیره انگور ماتم می‌گیرد و مو کاهیده می‌گردد وتمامی شاددلان آه می‌کشند. bible_en_fa And they shall hang upon him all the glory of his father's house, the offspring and the issue, all vessels of small quantity, from the vessels of cups, even to all the vessels of flagons. شادمانی دفها تلف شده، آواز عشرت کنندگان باطل و شادمانی بربطها ساکت خواهد شد. bible_en_fa In that day, saith the LORD of hosts, shall the nail that is fastened in the sure place be removed, and be cut down, and fall; and the burden that was upon it shall be cut off: for the LORD hath spoken it. شراب را با سرودهانخواهند آشامید و مسکرات برای نوشندگانش تلخ خواهد شد. bible_en_fa The burden of Tyre. Howl, ye ships of Tarshish; for it is laid waste, so that there is no house, no entering in: from the land of Chittim it is revealed to them. قریه خرابه منهدم می‌شود وهر خانه بسته می‌گردد که کسی داخل آن نتواندشد. bible_en_fa Be still, ye inhabitants of the isle; thou whom the merchants of Zidon, that pass over the sea, have replenished. غوغایی برای شراب در کوچه‌ها است. هرگونه شادمانی تاریک گردیده و سرور زمین رفع شده است. bible_en_fa And by great waters the seed of Sihor, the harvest of the river, is her revenue; and she is a mart of nations. ویرانی در شهر باقی است ودروازه هایش به هلاکت خرد شده است. bible_en_fa Be thou ashamed, O Zidon: for the sea hath spoken, even the strength of the sea, saying, I travail not, nor bring forth children, neither do I nourish up young men, nor bring up virgins. زیرا که در وسط زمین در میان قوم هایش چنین خواهدشد مثل تکانیدن زیتون و مانند خوشه هایی که بعد از چیدن انگور باقی می‌ماند. bible_en_fa As at the report concerning Egypt, so shall they be sorely pained at the report of Tyre. اینان آواز خود را بلند کرده، ترنم خواهندن�ود و درباره کبریایی خداوند از دریا صداخواهند زد. bible_en_fa Pass ye over to Tarshish; howl, ye inhabitants of the isle. از این جهت خداوند را در بلادمشرق و نام یهوه خدای اسرائیل را درجزیره های دریا تمجید نمایید. bible_en_fa Is this your joyous city, whose antiquity is of ancient days? her own feet shall carry her afar off to sojourn. از کرانهای زمین سرودها را شنیدیم که عادلان را جلال باد. اما گفتم: وا حسرتا، وا حسرتا، وای بر من! خیانت کاران خیانت ورزیده، خیانت کاران به شدت خیانت ورزیده‌اند. bible_en_fa Who hath taken this counsel against Tyre, the crowning city, whose merchants are princes, whose traffickers are the honourable of the earth? ‌ای ساکن زمین ترس و حفره و دام بر تو است. bible_en_fa The LORD of hosts hath purposed it, to stain the pride of all glory, and to bring into contempt all the honourable of the earth. و واقع خواهد شد که هرکه از آواز ترس بگریزد به حفره خواهد افتاد وهر‌که از میان حفره برآید گرفتار دام خواهد شدزیرا که روزنه های علیین باز شده و اساسهای زمین متزلزل می‌باشد. bible_en_fa Pass through thy land as a river, O daughter of Tarshish: there is no more strength. زمین بالکل منکسرشده. زمین تمام از هم پاشیده و زمین به شدت متحرک گشته است. bible_en_fa He stretched out his hand over the sea, he shook the kingdoms: the LORD hath given a commandment against the merchant city, to destroy the strong holds thereof. زمین مثل مستان افتان وخیزان است و مثل سایه بان به چپ و راست متحرک و گناهش بر آن سنگین است. پس افتاده است که بار دیگر نخواهد برخاست. bible_en_fa And he said, Thou shalt no more rejoice, O thou oppressed virgin, daughter of Zidon: arise, pass over to Chittim; there also shalt thou have no rest. و در آن روز واقع خواهد شد که خداوندگروه شریفان را بر مکان بلند ایشان و پادشاهان زمین را بر زمین سزا خواهد داد. bible_en_fa Behold the land of the Chaldeans; this people was not, till the Assyrian founded it for them that dwell in the wilderness: they set up the towers thereof, they raised up the palaces thereof; and he brought it to ruin. و ایشان مثل اسیران در چاه جمع خواهند شد و درزندان بسته خواهند گردید و بعد از روزهای بسیار، ایشان طلبیده خواهند شد.و ماه خجل و آفتاب رسوا خواهد گشت زیرا که یهوه صبایوت در کوه صهیون و در اورشلیم و به حضور مشایخ خویش، با جلال سلطنت خواهدنمود. bible_en_fa Howl, ye ships of Tarshish: for your strength is laid waste. و ماه خجل و آفتاب رسوا خواهد گشت زیرا که یهوه صبایوت در کوه صهیون و در اورشلیم و به حضور مشایخ خویش، با جلال سلطنت خواهدنمود. bible_en_fa And it shall come to pass in that day, that Tyre shall be forgotten seventy years, according to the days of one king: after the end of seventy years shall Tyre sing as an harlot. ای یهوه تو خدای من هستی پس تو راتسبیح می‌خوانم و نام تو را حمدمی گویم، زیرا کارهای عجیب کرده‌ای وتقدیرهای قدیم تو امانت و راستی است. bible_en_fa Take an harp, go about the city, thou harlot that hast been forgotten; make sweet melody, sing many songs, that thou mayest be remembered. چونکه شهری را توده و قریه حصین را خرابه گردانیده‌ای و قصر غریبان را که شهر نباشد و هرگز بنا نگردد. bible_en_fa And it shall come to pass after the end of seventy years, that the LORD will visit Tyre, and she shall turn to her hire, and shall commit fornication with all the kingdoms of the world upon the face of the earth. بنابراین قوم عظیم، تو را تمجید می‌نمایند وقریه امت های ستم پیشه از تو خواهند ترسید. bible_en_fa And her merchandise and her hire shall be holiness to the LORD: it shall not be treasured nor laid up; for her merchandise shall be for them that dwell before the LORD, to eat sufficiently, and for durable clothing. چونکه برای فقیران قلعه و به جهت مسکینان درحین تنگی ایشان قلعه بودی و ملجا از طوفان وسایه از گرمی، هنگامی که نفخه ستمکاران مثل طوفان بر دیوار می‌بود. bible_en_fa Behold, the LORD maketh the earth empty, and maketh it waste, and turneth it upside down, and scattereth abroad the inhabitants thereof. و غوغای غریبان را مثل گرمی در جای خشک فرود خواهی آورد و سرودستمکاران مثل گرمی از سایه ابر پست خواهدشد. bible_en_fa And it shall be, as with the people, so with the priest; as with the servant, so with his master; as with the maid, so with her mistress; as with the buyer, so with the seller; as with the lender, so with the borrower; as with the taker of usury, so with the giver of usury to him. و یهوه صبایوت در این کوه برای همه قوم هاضیافتی از لذایذ برپا خواهد نمود. یعنی ضیافتی از شرابهای کهنه از لذایذ پر مغز و از شرابهای کهنه مصفا. bible_en_fa The land shall be utterly emptied, and utterly spoiled: for the LORD hath spoken this word. و در این کوه روپوشی را که برتمامی قوم‌ها گسترده است و ستری را که جمیع امت‌ها را می‌پوشاند تلف خواهد کرد. bible_en_fa The earth mourneth and fadeth away, the world languisheth and fadeth away, the haughty people of the earth do languish. و موت را تا ابدالاباد نابود خواهد ساخت و خداوند یهوه اشکها را از هر‌چهره پاک خواهد نمود و عار قوم خویش را از روی تمامی زمین رفع خواهد کردزیرا خداوند گفته است. bible_en_fa The earth also is defiled under the inhabitants thereof; because they have transgressed the laws, changed the ordinance, broken the everlasting covenant. و در آن روز خواهند گفت: «اینک این خدای ما است که منتظر او بوده‌ایم و ما را نجات خواهدداد. این خداوند است که منتظر او بوده‌ایم پس از نجات او مسرور و شادمان خواهیم شد.» bible_en_fa Therefore hath the curse devoured the earth, and they that dwell therein are desolate: therefore the inhabitants of the earth are burned, and few men left. زیراکه دست خداوند بر این کوه قرار خواهد گرفت وموآب در مکان خود پایمال خواهد شد چنانکه کاه در آب مزبله پایمال می‌شود. bible_en_fa The new wine mourneth, the vine languisheth, all the merryhearted do sigh. و او دستهای خود را در میان آن خواهد گشاد مثل شناوری که به جهت شنا کردن دستهای خود را می‌گشاید وغرور او را با حیله های دستهایش پست خواهدگردانید.و قلعه بلند حصارهایت را خم کرده، بزیر خواهد افکند و بر زمین با غبار یکسان خواهد ساخت. bible_en_fa The mirth of tabrets ceaseth, the noise of them that rejoice endeth, the joy of the harp ceaseth. و قلعه بلند حصارهایت را خم کرده، بزیر خواهد افکند و بر زمین با غبار یکسان خواهد ساخت. bible_en_fa They shall not drink wine with a song; strong drink shall be bitter to them that drink it. در آن روز این سرود در زمین یهوداسراییده خواهد شد؛ ما را شهری قوی است که دیوارها و حصار آن نجات است. bible_en_fa The city of confusion is broken down: every house is shut up, that no man may come in. دروازه‌ها را بگشایید تا امت عادل که امانت رانگاه می‌دارند داخل شوند. bible_en_fa There is a crying for wine in the streets; all joy is darkened, the mirth of the land is gone. دل ثابت را درسلامتی کامل نگاه خواهی داشت، زیرا که بر توتوکل دارد. bible_en_fa In the city is left desolation, and the gate is smitten with destruction. بر خداوند تا به ابد توکل نمایید، چونکه در یاه یهوه صخره جاودانی است. bible_en_fa When thus it shall be in the midst of the land among the people, there shall be as the shaking of an olive tree, and as the gleaning grapes when the vintage is done. زیراآنانی را که بر بلندیها ساکنند فرود می‌آورد. وشهر رفیع را به زیر می‌اندازد. آن را به زمین انداخته، با خاک یکسان می‌سازد. bible_en_fa They shall lift up their voice, they shall sing for the majesty of the LORD, they shall cry aloud from the sea. پایها آن راپایمال خواهد کرد. یعنی پایهای فقیران وقدمهای مسکینان. bible_en_fa Wherefore glorify ye the LORD in the fires, even the name of the LORD God of Israel in the isles of the sea. طریق عادلان استقامت است. ای تو که مستقیم هستی طریق عادلان را هموار خواهی ساخت. bible_en_fa From the uttermost part of the earth have we heard songs, even glory to the righteous. But I said, My leanness, my leanness, woe unto me! the treacherous dealers have dealt treacherously; yea, the treacherous dealers have dealt very treacherously. پس‌ای خداوند در طریق داوریهای توانتظار تو را کشیده‌ایم. و جان ما به اسم تو و ذکر تو مشتاق است. bible_en_fa Fear, and the pit, and the snare, are upon thee, O inhabitant of the earth. شبانگاه به‌جان خود مشتاق توهستم. و بامدادان به روح خود در اندرونم تو رامی طلبم. زیرا هنگامی که داوریهای تو بر زمین آید سکنه ربع مسکون عدالت را خواهندآموخت. bible_en_fa And it shall come to pass, that he who fleeth from the noise of the fear shall fall into the pit; and he that cometh up out of the midst of the pit shall be taken in the snare: for the windows from on high are open, and the foundations of the earth do shake. هرچند بر شریر ترحم شود عدالت را نخواهد آموخت. در زمین راستان شرارت می‌ورزد و جلال خداوند را مشاهده نمی نماید. bible_en_fa The earth is utterly broken down, the earth is clean dissolved, the earth is moved exceedingly. ‌ای خداوند دست تو برافراشته شده است امانمی بینند. لیکن چون غیرت تو را برای قوم ملاحظه کنند خجل خواهند شد. و آتش نیزدشمنانت را فرو خواهد برد. bible_en_fa The earth shall reel to and fro like a drunkard, and shall be removed like a cottage; and the transgression thereof shall be heavy upon it; and it shall fall, and not rise again. ‌ای خداوند سلامتی را برای ما تعیین خواهی نمود. زیرا که تمام کارهای ما را نیز برای ما به عمل آورده‌ای. bible_en_fa And it shall come to pass in that day, that the LORD shall punish the host of the high ones that are on high, and the kings of the earth upon the earth. ‌ای یهوه خدای ما آقایان غیر از تو بر ما استیلا داشتند. اما به تو فقط اسم تورا ذکر خواهیم کرد. bible_en_fa And they shall be gathered together, as prisoners are gathered in the pit, and shall be shut up in the prison, and after many days shall they be visited. ایشان مردند و زنده نخواهند شد. خیالها گردیدند و نخواهندبرخاست. بنابراین ایشان را سزا داده، هلاک ساختی و تمام ذکر ایشان را محو نمودی. bible_en_fa Then the moon shall be confounded, and the sun ashamed, when the LORD of hosts shall reign in mount Zion, and in Jerusalem, and before his ancients gloriously. قوم را افزودی‌ای خداوند قوم را مزید ساخته، خویشتن را جلال دادی. و تمامی حدود زمین راوسیع گردانیدی. bible_en_fa O LORD, thou art my God; I will exalt thee, I will praise thy name; for thou hast done wonderful things; thy counsels of old are faithfulness and truth. ‌ای خداوند ایشان در حین تنگی، تو راخواهند طلبید. و چون ایشان را تادیب نمایی دعاهای خفیه خواهند ریخت. bible_en_fa For thou hast made of a city an heap; of a defenced city a ruin: a palace of strangers to be no city; it shall never be built. مثل زن حامله‌ای که نزدیک زاییدن باشد و درد او راگرفته، از آلام خود فریاد بکند همچنین ما نیز‌ای خداوند در حضور تو هستیم. bible_en_fa Therefore shall the strong people glorify thee, the city of the terrible nations shall fear thee. حامله شده، دردزه ما را گرفت و باد را زاییدیم. و در زمین هیچ نجات به ظهور نیاوردیم. و ساکنان ربع مسکون نیفتادند. bible_en_fa For thou hast been a strength to the poor, a strength to the needy in his distress, a refuge from the storm, a shadow from the heat, when the blast of the terrible ones is as a storm against the wall. مردگان تو زنده خواهند شد و جسدهای من خواهند برخاست. ای شما که در خاک ساکنیدبیدار شده، ترنم نمایید! زیرا که شبنم تو شبنم نباتات است. و زمین مردگان خود را بیرون خواهدافکند. bible_en_fa Thou shalt bring down the noise of strangers, as the heat in a dry place; even the heat with the shadow of a cloud: the branch of the terrible ones shall be brought low. ‌ای قوم من بیایید به حجره های خویش داخل شوید و درهای خود را در عقب خویش ببندید. خویشتن را اندک لحظه‌ای پنهان کنید تاغضب بگذرد.زیرا اینک خداوند از مکان خود بیرون می‌آید تا سزای گناهان ساکنان زمین را به ایشان برساند. پس زمین خونهای خود رامکشوف خواهد ساخت و کشتگان خویش رادیگر پنهان نخواهد نمود. bible_en_fa And in this mountain shall the LORD of hosts make unto all people a feast of fat things, a feast of wines on the lees, of fat things full of marrow, of wines on the lees well refined. زیرا اینک خداوند از مکان خود بیرون می‌آید تا سزای گناهان ساکنان زمین را به ایشان برساند. پس زمین خونهای خود رامکشوف خواهد ساخت و کشتگان خویش رادیگر پنهان نخواهد نمود. bible_en_fa And he will destroy in this mountain the face of the covering cast over all people, and the vail that is spread over all nations. در آن روز خداوند به شمشیر سخت عظیم محکم خود آن مار تیز رو لویاتان را و آن مار پیچیده لویاتان را سزا خواهد داد و آن اژدها را که در دریا است خواهد کشت. bible_en_fa He will swallow up death in victory; and the Lord GOD will wipe away tears from off all faces; and the rebuke of his people shall he take away from off all the earth: for the LORD hath spoken it. در آن روز برای آن تاکستان شراب بسرایید. bible_en_fa And it shall be said in that day, Lo, this is our God; we have waited for him, and he will save us: this is the LORD; we have waited for him, we will be glad and rejoice in his salvation. من که یهوه هستم آن را نگاه می‌دارم و هر دقیقه آن راآبیاری می‌نمایم. شب و روز آن را نگاهبانی می‌نمایم که مبادا احدی به آن ضرر برساند. bible_en_fa For in this mountain shall the hand of the LORD rest, and Moab shall be trodden down under him, even as straw is trodden down for the dunghill. خشم ندارم. کاش که خس و خار با من به جنگ می‌آمدند تا بر آنها هجوم آورده، آنها را با هم می‌سوزانیدم. bible_en_fa And he shall spread forth his hands in the midst of them, as he that swimmeth spreadeth forth his hands to swim: and he shall bring down their pride together with the spoils of their hands. یا به قوت من متمسک می‌شد تا بامن صلح بکند و با من صلح می‌نمود. bible_en_fa And the fortress of the high fort of thy walls shall he bring down, lay low, and bring to the ground, even to the dust. در ایام آینده یعقوب ریشه خواهد زد واسرائیل غنچه و شکوفه خواهد آورد. و ایشان روی ربع مسکون را از میوه پر خواهند ساخت. bible_en_fa In that day shall this song be sung in the land of Judah; We have a strong city; salvation will God appoint for walls and bulwarks. آیا او را زد بطوری که دیگران او را زدند؟ یاکشته شد بطوری که مقتولان وی کشته شدند؟ bible_en_fa Open ye the gates, that the righteous nation which keepeth the truth may enter in. چون او را دور ساختی به اندازه با وی معارضه نمودی. با باد سخت خویش او را در روز بادشرقی زایل ساختی. bible_en_fa Thou wilt keep him in perfect peace, whose mind is stayed on thee: because he trusteth in thee. بنابراین گناه یعقوب از این کفاره شده و رفع گناه او تمامی نتیجه آن است. چون تمامی سنگهای مذبح را مثل سنگهای آهک نرم شده می‌گرداند آنگاه اشیریم و بتهای آفتاب دیگر برپا نخواهد شد. bible_en_fa Trust ye in the LORD for ever: for in the LORD JEHOVAH is everlasting strength: زیرا که آن شهرحصین منفرد خواهد شد و آن مسکن، مهجور ومثل بیابان واگذاشته خواهد شد. در آنجاگوساله‌ها خواهند چرید و در آن خوابیده، شاخه هایش را تلف خواهند کرد. bible_en_fa For he bringeth down them that dwell on high; the lofty city, he layeth it low; he layeth it low, even to the ground; he bringeth it even to the dust. چون شاخه هایش خشک شود شکسته خواهد شد. پس زنان آمده، آنها را خواهند سوزانید، زیرا که ایشان قوم بیفهم هستند. لهذا آفریننده ایشان برایشان ترحم نخواهد نمود و خالق ایشان بر ایشان شفقت نخواهد کرد. bible_en_fa The foot shall tread it down, even the feet of the poor, and the steps of the needy. و در آن روز واقع خواهد شد که خداوند ازمسیل نهر (فرات ) تا وادی مصر غله را خواهدکوبید. و شما‌ای بنی‌اسرائیل یکی یکی جمع کرده خواهید شد.و در آن روز واقع خواهدشد که کرنای بزرگ نواخته خواهد شد وگم شدگان زمین آشور و رانده شدگان زمین مصرخواهند آمد. و خداوند را در کوه مقدس یعنی دراورشلیم عبادت خواهند نمود. bible_en_fa The way of the just is uprightness: thou, most upright, dost weigh the path of the just. و در آن روز واقع خواهدشد که کرنای بزرگ نواخته خواهد شد وگم شدگان زمین آشور و رانده شدگان زمین مصرخواهند آمد. و خداوند را در کوه مقدس یعنی دراورشلیم عبادت خواهند نمود. bible_en_fa Yea, in the way of thy judgments, O LORD, have we waited for thee; the desire of our soul is to thy name, and to the remembrance of thee. وای بر تاج تکبر میگساران افرایم وبرگل پژمرده زیبایی جلال وی، که بر سر وادی بارور مغلوبان شراب است. bible_en_fa With my soul have I desired thee in the night; yea, with my spirit within me will I seek thee early: for when thy judgments are in the earth, the inhabitants of the world will learn righteousness. اینک خداوند کسی زورآور و توانا دارد که مثل تگرگ شدید و طوفان مهلک و مانند سیل آبهای زورآورسرشار، آن را به زور بر زمین خواهد انداخت. bible_en_fa Let favour be shewed to the wicked, yet will he not learn righteousness: in the land of uprightness will he deal unjustly, and will not behold the majesty of the LORD. وتاج تکبر میگساران افرایم زیر پایها پایمال خواهد شد. bible_en_fa LORD, when thy hand is lifted up, they will not see: but they shall see, and be ashamed for their envy at the people; yea, the fire of thine enemies shall devour them. و گل پژمرده زیبایی جلال وی که بر سر وادی بارور است مثل نوبر انجیرها قبل ازتابستان خواهد بود که چون بیننده آن را بیندوقتی که هنوز در دستش باشد آن را فرو می‌برد. bible_en_fa LORD, thou wilt ordain peace for us: for thou also hast wrought all our works in us. و در آن روز یهوه صبایوت به جهت بقیه قوم خویش تاج جلال و افسر جمال خواهد بود. bible_en_fa O LORD our God, other lords beside thee have had dominion over us: but by thee only will we make mention of thy name. وروح انصاف برای آنانی که به داوری می‌نشینند وقوت برای آنانی که جنگ را به دروازه هابرمی گردانند (خواهد بود). bible_en_fa They are dead, they shall not live; they are deceased, they shall not rise: therefore hast thou visited and destroyed them, and made all their memory to perish. ولکن اینان نیز از شراب گمراه شده‌اند و ازمسکرات سرگشته گردیده‌اند. هم کاهن و هم نبی از مسکرات گمراه شده‌اند و از شراب بلعیده گردیده‌اند. از مسکرات سرگشته شده‌اند و دررویا گمراه گردیده‌اند و در داوری مبهوت گشته‌اند. bible_en_fa Thou hast increased the nation, O LORD, thou hast increased the nation: thou art glorified: thou hadst removed it far unto all the ends of the earth. زیرا که همه سفره‌ها از قی و نجاست پر گردیده و جایی نمانده است. bible_en_fa LORD, in trouble have they visited thee, they poured out a prayer when thy chastening was upon them. کدام را معرفت خواهد آموخت و اخبار را به که خواهد فهمانید؟ آیا نه آنانی را که از شیر بازداشته و از پستانها گرفته شده‌اند؟ bible_en_fa Like as a woman with child, that draweth near the time of her delivery, is in pain, and crieth out in her pangs; so have we been in thy sight, O LORD. زیرا که حکم بر حکم و حکم بر حکم، قانون بر قانون وقانون بر قانون اینجا اندکی و آنجا اندکی خواهدبود. bible_en_fa We have been with child, we have been in pain, we have as it were brought forth wind; we have not wrought any deliverance in the earth; neither have the inhabitants of the world fallen. زیرا که با لبهای الکن و زبان غریب با این قوم تکلم خواهد نمود. bible_en_fa Thy dead men shall live, together with my dead body shall they arise. Awake and sing, ye that dwell in dust: for thy dew is as the dew of herbs, and the earth shall cast out the dead. که به ایشان گفت: «راحت همین است. پس خسته شدگان را مستریح سازید و آرامی همین است.» امانخواستند که بشنوند. bible_en_fa Come, my people, enter thou into thy chambers, and shut thy doors about thee: hide thyself as it were for a little moment, until the indignation be overpast. و کلام خداوند برای ایشان حکم بر حکم و حکم برحکم، قانون برقانون و قانون بر قانون اینجا اندکی و آنجا اندکی خواهد بود تا بروند و به پشت افتاده، منکسرگردند و به دام افتاده، گرفتار شوند. bible_en_fa For, behold, the LORD cometh out of his place to punish the inhabitants of the earth for their iniquity: the earth also shall disclose her blood, and shall no more cover her slain. بنابراین‌ای مردان استهزا کننده و‌ای حاکمان این قوم که دراورشلیم‌اند کلام خداوند را بشنوید. bible_en_fa In that day the LORD with his sore and great and strong sword shall punish leviathan the piercing serpent, even leviathan that crooked serpent; and he shall slay the dragon that is in the sea. از آنجاکه گفته‌اید با موت عهد بسته‌ایم و با هاویه همداستان شده‌ایم، پس چون تازیانه مهلک بگذرد به ما نخواهد رسید زیرا که دروغها راملجای خود نمودیم و خویشتن را زیر مکرمستور ساختیم. bible_en_fa In that day sing ye unto her, A vineyard of red wine. بنابراین خداوند یهوه چنین می‌گوید: «اینک در صهیون سنگ بنیادی نهادم یعنی سنگ آزموده و سنگ زاویه‌ای گرانبها و اساس محکم پس هر‌که ایمان آورد تعجیل نخواهد نمود. bible_en_fa I the LORD do keep it; I will water it every moment: lest any hurt it, I will keep it night and day. وانصاف را ریسمان می‌گردانم و عدالت را ترازو وتگرگ ملجای دروغ را خواهد رفت و آبها ستر راخواهد برد. bible_en_fa Fury is not in me: who would set the briers and thorns against me in battle? I would go through them, I would burn them together. و عهد شما با موت باطل خواهدشد و میثاق شما با هاویه ثابت نخواهد ماند وچون تازیانه شدید بگذرد شما از آن پایمال خواهید شد. bible_en_fa Or let him take hold of my strength, that he may make peace with me; and he shall make peace with me. هر وقت که بگذرد شما را گرفتارخواهد ساخت زیرا که هر بامداد هم در روز و هم در شب خواهد گذشت و فهمیدن اخبار باعث هیبت محض خواهد شد.» bible_en_fa He shall cause them that come of Jacob to take root: Israel shall blossom and bud, and fill the face of the world with fruit. زیرا که بسترکوتاه تر است از آنکه کسی بر آن دراز شود ولحاف تنگ تر است از آنکه کسی خویشتن رابپوشاند. bible_en_fa Hath he smitten him, as he smote those that smote him? or is he slain according to the slaughter of them that are slain by him? زیرا خداوند چنانکه در کوه فراصیم (کرد) خواهد برخاست و چنانکه در وادی جبعون (نمود) خشمناک خواهد شد، تا کار خودیعنی کار عجیب خود را بجا آورد و عمل خویش یعنی عمل غریب خویش را به انجام رساند. bible_en_fa In measure, when it shooteth forth, thou wilt debate with it: he stayeth his rough wind in the day of the east wind. پس الان استهزا منمایید مبادا بندهای شمامحکم گردد، زیرا هلاکت و تقدیری را که ازجانب خداوند یهوه صبایوت بر تمامی زمین می‌آید شنیده‌ام. bible_en_fa By this therefore shall the iniquity of Jacob be purged; and this is all the fruit to take away his sin; when he maketh all the stones of the altar as chalkstones that are beaten in sunder, the groves and images shall not stand up. گوش گیرید و آواز مرا بشنوید و متوجه شده، کلام مرا استماع نمایید. bible_en_fa Yet the defenced city shall be desolate, and the habitation forsaken, and left like a wilderness: there shall the calf feed, and there shall he lie down, and consume the branches thereof. آیا برزگر، همه روز به جهت تخم پاشیدن شیار می‌کند و آیا همه وقت زمین خود را می‌شکافد و هموار می‌نماید؟ bible_en_fa When the boughs thereof are withered, they shall be broken off: the women come, and set them on fire: for it is a people of no understanding: therefore he that made them will not have mercy on them, and he that formed them will shew them no favour. آیا بعد از آنکه رویش را هموار کرد گشنیز رانمی پاشد و زیره را نمی افشاند و گندم را درشیارها و جو را در جای معین و ذرت را درحدودش نمی گذارد؟ bible_en_fa And it shall come to pass in that day, that the LORD shall beat off from the channel of the river unto the stream of Egypt, and ye shall be gathered one by one, O ye children of Israel. زیرا که خدایش او را به راستی می‌آموزد و او را تعلیم می‌دهد. bible_en_fa And it shall come to pass in that day, that the great trumpet shall be blown, and they shall come which were ready to perish in the land of Assyria, and the outcasts in the land of Egypt, and shall worship the LORD in the holy mount at Jerusalem. چونکه گشنیز با گردون تیز کوبیده نمی شود و چرخ ارابه بر زیره گردانیده نمی گردد، بلکه گشنیز به عصا وزیره به چوب تکانیده می‌شود. bible_en_fa Woe to the crown of pride, to the drunkards of Ephraim, whose glorious beauty is a fading flower, which are on the head of the fat valleys of them that are overcome with wine! گندم آردمی شود زیرا که آن را همیشه خرمن کوبی نمی کندو هرچند چرخ ارابه و اسبان خود را بر آن بگرداندآن را خرد نمی کند.این نیز از جانب یهوه صبایوت که عجیب الرای و عظیم الحکمت است صادر می‌گردد. bible_en_fa Behold, the Lord hath a mighty and strong one, which as a tempest of hail and a destroying storm, as a flood of mighty waters overflowing, shall cast down to the earth with the hand. این نیز از جانب یهوه صبایوت که عجیب الرای و عظیم الحکمت است صادر می‌گردد. bible_en_fa The crown of pride, the drunkards of Ephraim, shall be trodden under feet: وای بر اریئیل! وای بر اریئیل! شهری که داود در آن خیمه زد. سال بر سال مزید کنید و عیدها دور زنند. bible_en_fa And the glorious beauty, which is on the head of the fat valley, shall be a fading flower, and as the hasty fruit before the summer; which when he that looketh upon it seeth, while it is yet in his hand he eateth it up. و من اریئیل را به تنگی خواهم‌انداخت و ماتم و نوحه گری خواهد بود و آن برای من مثل اریئیل خواهد بود. bible_en_fa In that day shall the LORD of hosts be for a crown of glory, and for a diadem of beauty, unto the residue of his people, و بر توبه هر طرف اردو زده، تو را به باره‌ها محاصره خواهم نمود و منجنیقها بر تو خواهم افراشت. bible_en_fa And for a spirit of judgment to him that sitteth in judgment, and for strength to them that turn the battle to the gate. و به زیر افکنده شده، از زمین تکلم خواهی نمودو کلام تو از میان غبار پست خواهد گردید و آوازتو از زمین مثل آواز جن خواهد بود و زبان تو ازمیان غبار زمزم خواهد کرد. bible_en_fa But they also have erred through wine, and through strong drink are out of the way; the priest and the prophet have erred through strong drink, they are swallowed up of wine, they are out of the way through strong drink; they err in vision, they stumble in judgment. اما گروه دشمنانت مثل گرد نرم خواهند شد و گروه ستم کیشان مانندکاه که می‌گذرد و این بغته در لحظه‌ای واقع خواهد شد. bible_en_fa For all tables are full of vomit and filthiness, so that there is no place clean. و از جانب یهوه صبایوت با رعد وزلزله و صوت عظیم و گردباد و طوفان و شعله آتش سوزنده از تو پرسش خواهد شد. bible_en_fa Whom shall he teach knowledge? and whom shall he make to understand doctrine? them that are weaned from the milk, and drawn from the breasts. وجمعیت تمام امت هایی که با اریئیل جنگ می‌کنند یعنی تمامی آنانی که بر او و بر قلعه وی مقاتله می‌نمایند و او را بتنگ می‌آورند مثل خواب و رویای شب خواهند شد. bible_en_fa For precept must be upon precept, precept upon precept; line upon line, line upon line; here a little, and there a little: و مثل شخص گرسنه که خواب می‌بیند که می‌خورد وچون بیدار شود شکم او تهی است. یا شخص تشنه که خواب می‌بیند که آب می‌نوشد و چون بیدار شود اینک ضعف دارد و جانش مشتهی می‌باشد. همچنین تمامی جماعت امت هایی که باکوه صهیون جنگ می‌کنند خواهند شد. bible_en_fa For with stammering lips and another tongue will he speak to this people. درنگ کنید و متحیر باشید و تمتع برید وکور باشید. ایشان مست می‌شوند لیکن نه ازشراب و نوان می‌گردند اما نه از مسکرات. bible_en_fa To whom he said, This is the rest wherewith ye may cause the weary to rest; and this is the refreshing: yet they would not hear. زیراخداوند بر شما روح خواب سنگین را عارض گردانیده، چشمان شما را بسته است. و انبیا وروسای شما یعنی رائیان را محجوب کرده است. bible_en_fa But the word of the LORD was unto them precept upon precept, precept upon precept; line upon line, line upon line; here a little, and there a little; that they might go, and fall backward, and be broken, and snared, and taken. و تمامی رویا برای شما مثل کلام تومارمختوم گردیده است که آن را به کسی‌که خواندن می داند داده، می‌گویند: این را بخوان و اومی گوید: نمی توانم چونکه مختوم است. bible_en_fa Wherefore hear the word of the LORD, ye scornful men, that rule this people which is in Jerusalem. و آن طومار را به کسی‌که خواندن نداند داده، می‌گوینداین را بخوان و او می‌گوید خواندن نمی دانم. bible_en_fa Because ye have said, We have made a covenant with death, and with hell are we at agreement; when the overflowing scourge shall pass through, it shall not come unto us: for we have made lies our refuge, and under falsehood have we hid ourselves: و خداوند می‌گوید: «چونکه این قوم ازدهان خود به من تقرب می‌جویند و به لبهای خویش مرا تمجید می‌نمایند اما دل خود را از من دور کرده‌اند و ترس ایشان از من وصیتی است که از انسان آموخته‌اند، bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD, Behold, I lay in Zion for a foundation a stone, a tried stone, a precious corner stone, a sure foundation: he that believeth shall not make haste. بنابراین اینک من بار دیگربا این قوم عمل عجیب و غریب بجا خواهم آوردو حکمت حکیمان ایشان باطل و فهم فهیمان ایشان مستور خواهد شد.» bible_en_fa Judgment also will I lay to the line, and righteousness to the plummet: and the hail shall sweep away the refuge of lies, and the waters shall overflow the hiding place. وای بر آنانی که مشورت خود را از خداوندبسیار عمیق پنهان می‌کنند و اعمال ایشان درتاریکی می‌باشد و می‌گویند: «کیست که مارا ببیندو کیست که ما را بشناسد؟» bible_en_fa And your covenant with death shall be disannulled, and your agreement with hell shall not stand; when the overflowing scourge shall pass through, then ye shall be trodden down by it. ‌ای زیر و زبرکنندگان هرچیز! آیا کوزه‌گر مثل گل محسوب شود یا مصنوع درباره صانع خود گوید مرانساخته است و یا تصویر درباره مصورش گویدکه فهم ندارد؟ bible_en_fa From the time that it goeth forth it shall take you: for morning by morning shall it pass over, by day and by night: and it shall be a vexation only to understand the report. آیا در اندک زمانی واقع نخواهدشد که لبنان به بوستان مبدل گردد و بوستان به جنگل محسوب شود؟ bible_en_fa For the bed is shorter than that a man can stretch himself on it: and the covering narrower than that he can wrap himself in it. و در آن روز کران کلام کتاب را خواهند شنید و چشمان کوران از میان ظلمت و تاریکی خواهد دید. bible_en_fa For the LORD shall rise up as in mount Perazim, he shall be wroth as in the valley of Gibeon, that he may do his work, his strange work; and bring to pass his act, his strange act. و حلیمان شادمانی خود را در خداوند مزید خواهند کرد ومسکینان مردمان در قدوس اسرائیل وجدخواهند نمود. bible_en_fa Now therefore be ye not mockers, lest your bands be made strong: for I have heard from the Lord GOD of hosts a consumption, even determined upon the whole earth. زیرا که ستمگران نابود واستهزاکنندگان معدوم خواهند شد و پیروان شرارت منقطع خواهند گردید. bible_en_fa Give ye ear, and hear my voice; hearken, and hear my speech. که انسان را به سخنی مجرم می‌سازند و برای کسی‌که در محکمه حکم می‌کند دام می‌گسترانند و عادل رابه بطالت منحرف می‌سازند. bible_en_fa Doth the plowman plow all day to sow? doth he open and break the clods of his ground? بنابراین خداوندکه ابراهیم را فدیه داده است درباره خاندان یعقوب چنین می‌گوید که از این به بعد یعقوب خجل نخواهد شد و رنگ چهره‌اش دیگرنخواهد پرید. bible_en_fa When he hath made plain the face thereof, doth he not cast abroad the fitches, and scatter the cummin, and cast in the principal wheat and the appointed barley and rie in their place? بلکه چون فرزندان خود را که عمل دست من می‌باشند در میان خویش بیندآنگاه ایشان اسم مرا تقدیس خواهند نمود وقدوس یعقوب را تقدیس خواهند کرد و ازخدای اسرائیل خواهند ترسید.و آنانی که روح گمراهی دارند فهیم خواهند شد و متمردان تعلیم را خواهند آموخت. bible_en_fa For his God doth instruct him to discretion, and doth teach him. و آنانی که روح گمراهی دارند فهیم خواهند شد و متمردان تعلیم را خواهند آموخت. bible_en_fa For the fitches are not threshed with a threshing instrument, neither is a cart wheel turned about upon the cummin; but the fitches are beaten out with a staff, and the cummin with a rod. خداوند می‌گوید که وای بر پسران فتنه انگیز که مشورت می‌کنند لیکن نه ازمن و عهد می‌بندند لیکن نه از روح من، تا گناه را برگناه مزید نمایند. bible_en_fa Bread corn is bruised; because he will not ever be threshing it, nor break it with the wheel of his cart, nor bruise it with his horsemen. که برای فرود شدن به مصرعزیمت می‌کنند اما از دهان من سوال نمی نمایندو به قوت فرعون پناه می‌گیرند و به سایه مصراعتماد دارند. bible_en_fa This also cometh forth from the LORD of hosts, which is wonderful in counsel, and excellent in working. لهذا قوت فرعون خجالت واعتماد به سایه مصر رسوایی شما خواهد بود. bible_en_fa Woe to Ariel, to Ariel, the city where David dwelt! add ye year to year; let them kill sacrifices. زیرا که سروران او در صوعن هستند و ایلچیان وی به حانیس رسیده‌اند. bible_en_fa Yet I will distress Ariel, and there shall be heaviness and sorrow: and it shall be unto me as Ariel. همگی ایشان از قومی که برای ایشان فایده ندارند خجل خواهند شد که نه معاونت و نه منفعتی بلکه خجالت و رسوایی نیز برای ایشان خواهند بود. bible_en_fa And I will camp against thee round about, and will lay siege against thee with a mount, and I will raise forts against thee. وحی درباره بهیموت جنوبی: از میان زمین تنگ و ضیق که از آنجا شیر ماده و اسد وافعی ومار آتشین پرنده می‌آید. توانگری خویش را برپشت الاغان و گنجهای خود را بر کوهان شتران نزد قومی که منفعت ندارند می‌برند. bible_en_fa And thou shalt be brought down, and shalt speak out of the ground, and thy speech shall be low out of the dust, and thy voice shall be, as of one that hath a familiar spirit, out of the ground, and thy speech shall whisper out of the dust. چونکه اعانت مصریان عبث و بی‌فایده است از این جهت ایشان را رهب الجلوس نامیدم. bible_en_fa Moreover the multitude of thy strangers shall be like small dust, and the multitude of the terrible ones shall be as chaff that passeth away: yea, it shall be at an instant suddenly. الان بیا و این رادر نزد ایشان بر لوحی بنویس و بر طوماری مرقوم ساز تا برای ایام آینده تا ابدالاباد بماند. bible_en_fa Thou shalt be visited of the LORD of hosts with thunder, and with earthquake, and great noise, with storm and tempest, and the flame of devouring fire. زیرا که این قوم فتنه انگیز و پسران دروغگومی باشند. پسرانی که نمی خواهند شریعت خداوند را استماع نمایند. bible_en_fa And the multitude of all the nations that fight against Ariel, even all that fight against her and her munition, and that distress her, shall be as a dream of a night vision. که به رائیان می‌گویند: رویت مکنید و به انبیا که برای ما به راستی نبوت ننمایید بلکه سخنان شیرین به ماگویید و به مکاید نبوت کنید. bible_en_fa It shall even be as when an hungry man dreameth, and, behold, he eateth; but he awaketh, and his soul is empty: or as when a thirsty man dreameth, and, behold, he drinketh; but he awaketh, and, behold, he is faint, and his soul hath appetite: so shall the multitude of all the nations be, that fight against mount Zion. از راه منحرف شوید و از طریق تجاوز نمایید و قدوس اسرائیل را از نظر ما دور سازید. bible_en_fa Stay yourselves, and wonder; cry ye out, and cry: they are drunken, but not with wine; they stagger, but not with strong drink. بنابراین قدوس اسرائیل چنین می‌گوید: «چونکه شما این کلام را ترک کردید و بر ظلم وفساد اعتماد کرده، بر آن تکیه نمودید، bible_en_fa For the LORD hath poured out upon you the spirit of deep sleep, and hath closed your eyes: the prophets and your rulers, the seers hath he covered. از این جهت این گناه برای شما مثل شکاف نزدیک به افتادن که در دیوار بلند پیش آمده باشد و خرابی آن در لحظه‌ای بغته پدید آید خواهد بود. bible_en_fa And the vision of all is become unto you as the words of a book that is sealed, which men deliver to one that is learned, saying, Read this, I pray thee: and he saith, I cannot; for it is sealed: وشکستگی آن مثل شکستگی کوزه کوزه‌گرخواهد بود که بی‌محابا خرد می‌شود بطوری که ازپاره هایش پاره‌ای به جهت گرفتن آتش از آتشدان یا برداشتن آب از حوض یافت نخواهد شد.» bible_en_fa And the book is delivered to him that is not learned, saying, Read this, I pray thee: and he saith, I am not learned. زیرا خداوند یهوه قدوس اسرائیل چنین می‌گوید: «به انابت و آرامی نجات می‌یافتید وقوت شما از راحت و اعتماد می‌بود، امانخواستید. bible_en_fa Wherefore the Lord said, Forasmuch as this people draw near me with their mouth, and with their lips do honour me, but have removed their heart far from me, and their fear toward me is taught by the precept of men: و گفتید: نی بلکه بر اسبان فرارمی کنیم، لهذا فرار خواهید کرد و بر اسبان تیز روسوار می‌شویم لهذا تعاقب کنندگان شما تیز روخواهند شد. bible_en_fa Therefore, behold, I will proceed to do a marvellous work among this people, even a marvellous work and a wonder: for the wisdom of their wise men shall perish, and the understanding of their prudent men shall be hid. هزار نفر از نهیب یک نفر فرارخواهند کرد و شما از نهیب پنج نفر خواهیدگریخت تا مثل بیدق بر قله کوه و علم بر تلی باقی مانید.» bible_en_fa Woe unto them that seek deep to hide their counsel from the LORD, and their works are in the dark, and they say, Who seeth us? and who knoweth us? و از این سبب خداوند انتظار می‌کشد تا بر شما رافت نماید و از این سبب برمی خیزد تا برشما ترحم فرماید چونکه یهوه خدای انصاف است. خوشابحال همگانی که منتظر وی باشند. bible_en_fa Surely your turning of things upside down shall be esteemed as the potter's clay: for shall the work say of him that made it, He made me not? or shall the thing framed say of him that framed it, He had no understanding? زیرا که قوم در صهیون در اورشلیم ساکن خواهند بود و هرگز گریه نخواهی کرد و به آوازفریادت بر تو ترحم خواهد کرد، و چون بشنود تورا اجابت خواهد نمود. bible_en_fa Is it not yet a very little while, and Lebanon shall be turned into a fruitful field, and the fruitful field shall be esteemed as a forest? و هرچند خداوند شمارا نان ضیق و آب مصیبت بدهد اما معلمانت باردیگر مخفی نخواهند شد بلکه چشمانت معلمان تو را خواهد دید. bible_en_fa And in that day shall the deaf hear the words of the book, and the eyes of the blind shall see out of obscurity, and out of darkness. و گوشهایت سخنی را ازعقب تو خواهد شنید که می‌گوید: راه این است، در آن سلوک بنما هنگامی که به طرف راست یاچپ می‌گردی. bible_en_fa The meek also shall increase their joy in the LORD, and the poor among men shall rejoice in the Holy One of Israel. و پوشش بتهای ریخته نقره خویش را و ستر اصنام تراشیده طلای خود رانجس خواهید ساخت و آنها را مثل چیز نجس دور انداخته، به آن خواهی گفت: دور شو. bible_en_fa For the terrible one is brought to nought, and the scorner is consumed, and all that watch for iniquity are cut off: و باران تخمت را که زمین خویش را به آن زرع می‌کنی و نان محصول زمینت را خواهد داد وآن پر مغز و فراوان خواهد شد و در آن زمان مواشی تو در مرتع وسیع خواهند چرید. bible_en_fa That make a man an offender for a word, and lay a snare for him that reproveth in the gate, and turn aside the just for a thing of nought. وگاوان و الاغانت که زمین را شیار می‌نمایند، آذوقه نمک دار را که با غربال و اوچوم پاک شده است خواهند خورد. bible_en_fa Therefore thus saith the LORD, who redeemed Abraham, concerning the house of Jacob, Jacob shall not now be ashamed, neither shall his face now wax pale. و در روز کشتار عظیم که برجها در آن خواهد افتاد نهرها و جویهای آب برهر کوه بلند و به هر تل مرتفع جاری خواهد شد. bible_en_fa But when he seeth his children, the work of mine hands, in the midst of him, they shall sanctify my name, and sanctify the Holy One of Jacob, and shall fear the God of Israel. و در روزی که خداوند شکستگی قوم خود راببندد و ضرب جراحت ایشان را شفا دهدروشنایی ماه مثل روشنایی آفتاب و روشنایی آفتاب هفت چندان مثل روشنایی هفت روزخواهد بود. bible_en_fa They also that erred in spirit shall come to understanding, and they that murmured shall learn doctrine. اینک اسم خداوند از جای دور می‌آید، درغضب خود سوزنده و در ستون غلیظ و لبهایش پر از خشم و زبانش مثل آتش سوزان است. bible_en_fa Woe to the rebellious children, saith the LORD, that take counsel, but not of me; and that cover with a covering, but not of my spirit, that they may add sin to sin: ونفخه او مثل نهر سرشار تا به گردن می‌رسد تا آنکه امت‌ها را به غربال مصیبت ببیزد و دهنه ضلالت رابر چانه قوم‌ها بگذارد. bible_en_fa That walk to go down into Egypt, and have not asked at my mouth; to strengthen themselves in the strength of Pharaoh, and to trust in the shadow of Egypt! و شما را سرودی خواهد بود مثل شب تقدیس نمودن عید وشادمانی دل مثل آنانی که روانه می‌شوند تا به آوازنی به کوه خداوند نزد صخره اسرائیل بیایند. bible_en_fa Therefore shall the strength of Pharaoh be your shame, and the trust in the shadow of Egypt your confusion. وخداوند جلال آواز خود را خواهد شنوانید وفرود آوردن بازوی خود را با شدت غضب وشعله آتش سوزنده و طوفان و سیل و سنگهای تگرگ ظاهر خواهد ساخت. bible_en_fa For his princes were at Zoan, and his ambassadors came to Hanes. زیرا که آشور به آواز خداوند شکسته خواهد شد و او را با عصاخواهد زد. bible_en_fa They were all ashamed of a people that could not profit them, nor be an help nor profit, but a shame, and also a reproach. و هر ضرب عصای قضا که خداوندبه وی خواهد آورد با دف و بربط خواهد بود و باجنگهای پر شورش با آن مقاتله خواهد نمود.زیرا که توفت از قبل مهیا شده و برای پادشاه آماده گردیده است. آن را عمیق و وسیع ساخته است که توده‌اش آتش و هیزم بسیار است و نفخه خداوند مثل نهر کبریت آن را مشتعل خواهدساخت. bible_en_fa The burden of the beasts of the south: into the land of trouble and anguish, from whence come the young and old lion, the viper and fiery flying serpent, they will carry their riches upon the shoulders of young asses, and their treasures upon the bunches of camels, to a people that shall not profit them. زیرا که توفت از قبل مهیا شده و برای پادشاه آماده گردیده است. آن را عمیق و وسیع ساخته است که توده‌اش آتش و هیزم بسیار است و نفخه خداوند مثل نهر کبریت آن را مشتعل خواهدساخت. bible_en_fa For the Egyptians shall help in vain, and to no purpose: therefore have I cried concerning this, Their strength is to sit still. وای بر آنانی که به جهت اعانت به مصرفرود آیند و بر اسبان تکیه نمایند و برارابه‌ها زانرو که کثیرند و بر سواران زانرو که بسیارقوی‌اند توکل کنند اما بسوی قدوس اسرائیل نظرنکنند و خداوند را طلب ننمایند. bible_en_fa Now go, write it before them in a table, and note it in a book, that it may be for the time to come for ever and ever: و او نیز حکیم است و بلا را می‌آورد و کلام خود را برنخواهدگردانید و به ضد خاندان شریران و اعانت بدکاران خواهد برخاست. bible_en_fa That this is a rebellious people, lying children, children that will not hear the law of the LORD: اما مصریان انسانند و نه خداو اسبان ایشان جسدند و نه روح و خداوند دست خود را دراز می‌کند و اعانت کننده را لغزان و اعانت کرده شده را افتان گردانیده هر دوی ایشان هلاک خواهند شد. bible_en_fa Which say to the seers, See not; and to the prophets, Prophesy not unto us right things, speak unto us smooth things, prophesy deceits: زیرا خداوند به من چنین گفته است چنانکه شیر و شیر ژیان بر شکار خود غرش می‌نمایدهنگامی که گروه شبانان بروی جمع شوند و ازصدای ایشان نترسیده از غوغای ایشان سر فرونمی آورد همچنان یهوه صبایوت نزول می‌فرماید تا برای کوه صهیون و تل آن مقاتله نماید. bible_en_fa Get you out of the way, turn aside out of the path, cause the Holy One of Israel to cease from before us. مثل مرغان که در طیران باشند همچنان یهوه صبایوت اورشلیم را حمایت خواهد نمود وحمایت کرده، آن را رستگار خواهد ساخت و ازآن درگذشته، خلاصی خواهد داد. bible_en_fa Wherefore thus saith the Holy One of Israel, Because ye despise this word, and trust in oppression and perverseness, and stay thereon: ‌ای بنی‌اسرائیل بسوی آن کس که بر وی بینهایت عصیان ورزیده‌اید بازگشت نمایید. bible_en_fa Therefore this iniquity shall be to you as a breach ready to fall, swelling out in a high wall, whose breaking cometh suddenly at an instant. زیرا که در آن روز هر کدام از ایشان بتهای نقره وبتهای طلای خود را که دستهای شما آنها را به جهت گناه خویش ساخته است ترک خواهندنمود. bible_en_fa And he shall break it as the breaking of the potters' vessel that is broken in pieces; he shall not spare: so that there shall not be found in the bursting of it a sherd to take fire from the hearth, or to take water withal out of the pit. آنگاه آشور به شمشیری که از انسان نباشد خواهد افتاد و تیغی که از انسان نباشد او راهلاک خواهد ساخت و او از شمشیر خواهدگریخت و جوانانش خراج گذار خواهند شد.وصخره او از ترس زایل خواهد شد و سرورانش ازعلم مبهوت خواهند گردید. یهوه که آتش او درصهیون و کوره وی در اورشلیم است این رامی گوید. bible_en_fa For thus saith the Lord GOD, the Holy One of Israel; In returning and rest shall ye be saved; in quietness and in confidence shall be your strength: and ye would not. وصخره او از ترس زایل خواهد شد و سرورانش ازعلم مبهوت خواهند گردید. یهوه که آتش او درصهیون و کوره وی در اورشلیم است این رامی گوید. bible_en_fa But ye said, No; for we will flee upon horses; therefore shall ye flee: and, We will ride upon the swift; therefore shall they that pursue you be swift. اینک پادشاهی به عدالت سلطنت خواهد نمود و سروران به انصاف حکمرانی خواهند کرد. bible_en_fa One thousand shall flee at the rebuke of one; at the rebuke of five shall ye flee: till ye be left as a beacon upon the top of a mountain, and as an ensign on an hill. و مردی مثل پناه گاهی از باد و پوششی از طوفان خواهد بود. و مانندجویهای آب در جای خشک و سایه صخره عظیم در زمین تعب آورنده خواهد بود. bible_en_fa And therefore will the LORD wait, that he may be gracious unto you, and therefore will he be exalted, that he may have mercy upon you: for the LORD is a God of judgment: blessed are all they that wait for him. وچشمان بینندگان تار نخواهد شد و گوشهای شنوندگان اصغا خواهد کرد. bible_en_fa For the people shall dwell in Zion at Jerusalem: thou shalt weep no more: he will be very gracious unto thee at the voice of thy cry; when he shall hear it, he will answer thee. و دل شتابندگان معرفت را خواهد فهمید و زبان الکنان کلام فصیح را به ارتجال خواهد گفت. bible_en_fa And though the Lord give you the bread of adversity, and the water of affliction, yet shall not thy teachers be removed into a corner any more, but thine eyes shall see thy teachers: و مرد لئیم بار دیگرکریم خوانده نخواهد شد و مرد خسیس نجیب گفته نخواهد گردید. bible_en_fa And thine ears shall hear a word behind thee, saying, This is the way, walk ye in it, when ye turn to the right hand, and when ye turn to the left. زیرا مرد لئیم به لامت متکلم خواهد شد و دلش شرارت را بعمل خواهد آورد تا نفاق را بجا آورده، به ضد خداوندبه ضلالت سخن گوید و جان گرسنگان را تهی کند و آب تشنگان را دور نماید. bible_en_fa Ye shall defile also the covering of thy graven images of silver, and the ornament of thy molten images of gold: thou shalt cast them away as a menstruous cloth; thou shalt say unto it, Get thee hence. آلات مرد لئیم نیز زشت است و تدابیر قبیح می‌نماید تا مسکینان را به سخنان دروغ هلاک نماید، هنگامی که مسکینان به انصاف سخن می‌گویند. bible_en_fa Then shall he give the rain of thy seed, that thou shalt sow the ground withal; and bread of the increase of the earth, and it shall be fat and plenteous: in that day shall thy cattle feed in large pastures. اما مردکریم تدبیرهای کریمانه می‌نماید و به کرم پایدارخواهد شد. bible_en_fa The oxen likewise and the young asses that ear the ground shall eat clean provender, which hath been winnowed with the shovel and with the fan. ‌ای زنان مطمئن برخاسته، آواز مرا بشنوید وای دختران ایمن سخن مرا گوش گیرید. bible_en_fa And there shall be upon every high mountain, and upon every high hill, rivers and streams of waters in the day of the great slaughter, when the towers fall. ‌ای دختران ایمن بعد از یک سال و چند روزی مضطرب خواهید شد زانرو که چیدن انگور قطع می‌شود و جمع کردن میوه‌ها نخواهد بود. bible_en_fa Moreover the light of the moon shall be as the light of the sun, and the light of the sun shall be sevenfold, as the light of seven days, in the day that the LORD bindeth up the breach of his people, and healeth the stroke of their wound. ‌ای زنان مطمئن بلرزید و‌ای دختران ایمن مضطرب شوید. لباس را کنده، برهنه شوید و پلاس بر میان خود ببندید. bible_en_fa Behold, the name of the LORD cometh from far, burning with his anger, and the burden thereof is heavy: his lips are full of indignation, and his tongue as a devouring fire: برای مزرعه های دلپسند وموهای بارور سینه خواهند زد. bible_en_fa And his breath, as an overflowing stream, shall reach to the midst of the neck, to sift the nations with the sieve of vanity: and there shall be a bridle in the jaws of the people, causing them to err. بر زمین قوم من خار و خس خواهد رویید بلکه بر همه خانه های شادمانی در شهر مفتخر. bible_en_fa Ye shall have a song, as in the night when a holy solemnity is kept; and gladness of heart, as when one goeth with a pipe to come into the mountain of the LORD, to the mighty One of Israel. زیرا که قصر منهدم وشهر معمور متروک خواهد شد و عوفل ودیده بانگاه به بیشه‌ای سباع و محل تفرج خران وحشی و مرتع گله‌ها تا به ابد مبدل خواهد شد. bible_en_fa And the LORD shall cause his glorious voice to be heard, and shall shew the lighting down of his arm, with the indignation of his anger, and with the flame of a devouring fire, with scattering, and tempest, and hailstones. تا زمانی که روح از اعلی علیین بر ما ریخته شود و بیابان به بوستان مبدل گردد و بوستان به جنگل محسوب شود. bible_en_fa For through the voice of the LORD shall the Assyrian be beaten down, which smote with a rod. آنگاه انصاف در بیابان ساکن خواهد شد و عدالت در بوستان مقیم خواهد گردید. bible_en_fa And in every place where the grounded staff shall pass, which the LORD shall lay upon him, it shall be with tabrets and harps: and in battles of shaking will he fight with it. و عمل عدالت سلامتی ونتیجه عدالت آرامی و اطمینان خواهد بود تاابدالاباد. bible_en_fa For Tophet is ordained of old; yea, for the king it is prepared; he hath made it deep and large: the pile thereof is fire and much wood; the breath of the LORD, like a stream of brimstone, doth kindle it. و قوم من در مسکن سلامتی و درمساکن مطمئن و در منزلهای آرامی ساکن خواهند شد. bible_en_fa Woe to them that go down to Egypt for help; and stay on horses, and trust in chariots, because they are many; and in horsemen, because they are very strong; but they look not unto the Holy One of Israel, neither seek the LORD! و حین فرود آمدن جنگل تگرگ خواهد بارید و شهر به درکه اسفل خواهد افتاد.خوشابحال شما که بر همه آبها تخم می‌کاریدو پایهای گاو و الاغ را رها می‌سازید. bible_en_fa Yet he also is wise, and will bring evil, and will not call back his words: but will arise against the house of the evildoers, and against the help of them that work iniquity. خوشابحال شما که بر همه آبها تخم می‌کاریدو پایهای گاو و الاغ را رها می‌سازید. bible_en_fa Now the Egyptians are men, and not God; and their horses flesh, and not spirit. When the LORD shall stretch out his hand, both he that helpeth shall fall, and he that is holpen shall fall down, and they all shall fail together. وای بر تو‌ای غارتگر که غارت نشدی وای خیانت کاری که با تو خیانت نورزیدند. هنگامی که غارت را به اتمام رسانیدی غارت خواهی شد و زمانی که از خیانت نمودن دست برداشتی به تو خیانت خواهند ورزید. bible_en_fa For thus hath the LORD spoken unto me, Like as the lion and the young lion roaring on his prey, when a multitude of shepherds is called forth against him, he will not be afraid of their voice, nor abase himself for the noise of them: so shall the LORD of hosts come down to fight for mount Zion, and for the hill thereof. ‌ای خداوند بر ما ترحم فرما زیرا که منتظر تومی باشیم و هر بامداد بازوی ایشان باش و در زمان تنگی نیز نجات ما بشو. bible_en_fa As birds flying, so will the LORD of hosts defend Jerusalem; defending also he will deliver it; and passing over he will preserve it. از آواز غوغا، قوم هاگریختند و چون خویشتن را برافرازی امت هاپراکنده خواهند شد. bible_en_fa Turn ye unto him from whom the children of Israel have deeply revolted. و غارت شما را جمع خواهند کرد بطوری که موران جمع می‌نمایند وبر آن خواهند جهید بطوری که ملخها می‌جهند. bible_en_fa For in that day every man shall cast away his idols of silver, and his idols of gold, which your own hands have made unto you for a sin. خداوند متعال می‌باشد زانرو که دراعلی علیین ساکن است و صهیون را از انصاف وعدالت مملو خواهد ساخت. bible_en_fa Then shall the Assyrian fall with the sword, not of a mighty man; and the sword, not of a mean man, shall devour him: but he shall flee from the sword, and his young men shall be discomfited. و فراوانی نجات وحکمت و معرفت استقامت اوقات تو خواهد شد. و ترس خداوند خزینه او خواهد بود. bible_en_fa And he shall pass over to his strong hold for fear, and his princes shall be afraid of the ensign, saith the LORD, whose fire is in Zion, and his furnace in Jerusalem. اینک شجاعان ایشان در بیرون فریاد می‌کنند و رسولان سلامتی زار‌زار گریه می‌نمایند. bible_en_fa Behold, a king shall reign in righteousness, and princes shall rule in judgment. شاهراههاویران می‌شود و راه گذریان تلف می‌گردند. عهدرا شکسته است و شهرها را خوار نموده، به مردمان اعتنا نکرده است. bible_en_fa And a man shall be as an hiding place from the wind, and a covert from the tempest; as rivers of water in a dry place, as the shadow of a great rock in a weary land. زمین ماتم‌کنان کاهیده شده است و لبنان خجل گشته، تلف گردیده است و شارون مثل بیابان شده و باشان و کرمل برگهای خود را ریخته‌اند. bible_en_fa And the eyes of them that see shall not be dim, and the ears of them that hear shall hearken. خداوند می‌گوید که الان برمی خیزم و حال خود را برمی افرازم و اکنون متعال خواهم گردید. bible_en_fa The heart also of the rash shall understand knowledge, and the tongue of the stammerers shall be ready to speak plainly. و شما از کاه حامله شده، خس خواهید زایید. و نفس شما آتشی است که شما را خواهدسوزانید. bible_en_fa The vile person shall be no more called liberal, nor the churl said to be bountiful. و قوم‌ها مثل آهک سوخته و مانندخارهای قطع شده که از آتش مشتعل گرددخواهند شد. bible_en_fa For the vile person will speak villany, and his heart will work iniquity, to practise hypocrisy, and to utter error against the LORD, to make empty the soul of the hungry, and he will cause the drink of the thirsty to fail. ‌ای شما که دور هستید آنچه را که کرده‌ام بشنوید و‌ای شما که نزدیک می‌باشید جبروت مرا بدانید. bible_en_fa The instruments also of the churl are evil: he deviseth wicked devices to destroy the poor with lying words, even when the needy speaketh right. گناه کارانی که در صهیون اندمی ترسند و لرزه منافقان را فرو گرفته است، (ومی گویند): کیست از ما که در آتش سوزنده ساکن خواهد شد و کیست از ما که در نارهای جاودانی ساکن خواهد گردید؟ bible_en_fa But the liberal deviseth liberal things; and by liberal things shall he stand. اما آنکه به صداقت سالک باشد و به استقامت تکلم نماید و سود ظلم را خوار شمارد و دست خویش را از گرفتن رشوه بیفشاند و گوش خود را از اصغای خون ریزی ببندد و چشمان خود را از دیدن بدیها بر هم کند، bible_en_fa Rise up, ye women that are at ease; hear my voice, ye careless daughters; give ear unto my speech. او در مکان های بلند ساکن خواهد شد وملجای او ملاذ صخره‌ها خواهد بود. نان او داده خواهد شد و آب او ایمن خواهد بود. bible_en_fa Many days and years shall ye be troubled, ye careless women: for the vintage shall fail, the gathering shall not come. چشمانت پادشاه را در زیباییش خواهددید و زمین بی‌پایان را خواهد نگریست. bible_en_fa Tremble, ye women that are at ease; be troubled, ye careless ones: strip you, and make you bare, and gird sackcloth upon your loins. دل تومتذکر آن خوف خواهد شد (وخواهی گفت ): کجا است نویسنده و کجا است وزن کننده (خراج ) و کجا است شمارنده برجها. bible_en_fa They shall lament for the teats, for the pleasant fields, for the fruitful vine. قوم ستم پیشه و قوم دشوار لغت را که نمی توانی شنید والکن زبان را که نمی توانی فهمید بار دیگرنخواهی دید. bible_en_fa Upon the land of my people shall come up thorns and briers; yea, upon all the houses of joy in the joyous city: صهیون شهر جشن مقدس ما راملاحظه نما. و چشمانت اورشلیم مسکن سلامتی را خواهد دید یعنی خیمه‌ای را که منتقل نشود ومیخهایش کنده نگردد و هیچکدام از طنابهایش گسیخته نشود. bible_en_fa Because the palaces shall be forsaken; the multitude of the city shall be left; the forts and towers shall be for dens for ever, a joy of wild asses, a pasture of flocks; بلکه در آنجا خداوندذوالجلال برای ما مکان جویهای آب و نهرهای وسیع خواهد بود که در آن هیچ کشتی با پاروهاداخل نخواهد شد و سفینه بزرگ از آن عبورنخواهد کرد. bible_en_fa Until the spirit be poured upon us from on high, and the wilderness be a fruitful field, and the fruitful field be counted for a forest. زیرا خداوند داور ما است. خداوند شریعت دهنده ما است. خداوند پادشاه ما است پس ما را نجات خواهد داد. bible_en_fa Then judgment shall dwell in the wilderness, and righteousness remain in the fruitful field. ریسمانهای تو سست بود که پایه دکل خود رانتوانست محکم نگاه دارد و بادبان را نتوانست بگشاید، آنگاه غارت بسیار تقسیم شد و لنگان غنیمت را بردند.لیکن ساکن آن نخواهد گفت که بیمار هستم و گناه قومی که در آن ساکن باشندآمرزیده خواهد شد. bible_en_fa And the work of righteousness shall be peace; and the effect of righteousness quietness and assurance for ever. لیکن ساکن آن نخواهد گفت که بیمار هستم و گناه قومی که در آن ساکن باشندآمرزیده خواهد شد. bible_en_fa And my people shall dwell in a peaceable habitation, and in sure dwellings, and in quiet resting places; ای امت‌ها نزدیک آیید تا بشنوید! و‌ای قوم‌ها اصغا نمایید! جهان و پری آن بشنوند. ربع مسکون و هرچه از آن صادر باشد. bible_en_fa When it shall hail, coming down on the forest; and the city shall be low in a low place. زیرا که غضب خداوند بر تمامی امت‌ها و خشم وی بر جمیع لشکرهای ایشان است پس ایشان رابه هلاکت سپرده، بقتل تسلیم نموده است. bible_en_fa Blessed are ye that sow beside all waters, that send forth thither the feet of the ox and the ass. وکشتگان ایشان دور افکنده می‌شوند و عفونت لاشهای ایشان برمی آید. و از خون ایشان کوههاگداخته می‌گردد. bible_en_fa Woe to thee that spoilest, and thou wast not spoiled; and dealest treacherously, and they dealt not treacherously with thee! when thou shalt cease to spoil, thou shalt be spoiled; and when thou shalt make an end to deal treacherously, they shall deal treacherously with thee. و تمامی لشکر آسمان از هم خواهند پاشید و آسمان مثل طومار پیچیده خواهد شد. و تمامی لشکر آن پژمرده خواهندگشت، بطوریکه برگ از مو بریزد و مثل میوه نارس از درخت انجیر. bible_en_fa O LORD, be gracious unto us; we have waited for thee: be thou their arm every morning, our salvation also in the time of trouble. زیرا که شمشیر من درآسمان سیراب شده است. و اینک بر ادوم و برقوم مغضوب من برای داوری نازل می‌شود. bible_en_fa At the noise of the tumult the people fled; at the lifting up of thyself the nations were scattered. شمشیر خداوند پر خون شده و از پیه فربه گردیده است یعنی از خون بره‌ها و بزها و از پیه گرده قوچها. زیرا خداوند را در بصره قربانی است و ذبح عظیمی در زمین ادوم. bible_en_fa And your spoil shall be gathered like the gathering of the caterpiller: as the running to and fro of locusts shall he run upon them. و گاوان وحشی باآنها خواهند افتاد و گوساله‌ها با گاوان نر. و زمین ایشان از خون سیراب شده، خاک ایشان از پیه فربه خواهد شد. bible_en_fa The LORD is exalted; for he dwelleth on high: he hath filled Zion with judgment and righteousness. زیرا خداوند را روز انتقام و سال عقوبت به جهت دعوی صهیون خواهد بود. bible_en_fa And wisdom and knowledge shall be the stability of thy times, and strength of salvation: the fear of the LORD is his treasure. و نهرهای آن به قیر و غبار آن به کبریت مبدل خواهد شد وزمینش قیر سوزنده خواهد گشت. bible_en_fa Behold, their valiant ones shall cry without: the ambassadors of peace shall weep bitterly. شب و روزخاموش نشده، دودش تا به ابد خواهد برآمد. نسلا بعد نسل خراب خواهد ماند که کسی تاابدالاباد در آن گذر نکند. bible_en_fa The highways lie waste, the wayfaring man ceaseth: he hath broken the covenant, he hath despised the cities, he regardeth no man. بلکه مرغ سقا وخارپشت آن را تصرف خواهند کرد و بوم وغراب در آن ساکن خواهند شد و ریسمان خرابی و شاقول ویرانی را بر آن خواهد کشید. bible_en_fa The earth mourneth and languisheth: Lebanon is ashamed and hewn down: Sharon is like a wilderness; and Bashan and Carmel shake off their fruits. و ازاشراف آن کسی در آنجا نخواهد بود که او را به پادشاهی بخوانند و جمیع روسایش نیست خواهند شد. bible_en_fa Now will I rise, saith the LORD; now will I be exalted; now will I lift up myself. و در قصرهایش خارها خواهدرویید و در قلعه هایش خسک و شتر خار و مسکن گرگ و خانه شترمرغ خواهد شد. bible_en_fa Ye shall conceive chaff, ye shall bring forth stubble: your breath, as fire, shall devour you. و وحوش بیابان با شغال خواهند برخورد و غول به رفیق خود ندا خواهد داد و عفریت نیز در آنجا ماواگزیده، برای خود آرامگاهی خواهد یافت. bible_en_fa And the people shall be as the burnings of lime: as thorns cut up shall they be burned in the fire. درآنجا تیرمار آشیانه ساخته، تخم خواهد نهاد و برآن نشسته، بچه های خود را زیر سایه خود جمع خواهد کرد و در آنجا کرکسها با یکدیگر جمع خواهند شد. bible_en_fa Hear, ye that are far off, what I have done; and, ye that are near, acknowledge my might. از کتاب خداوند تفتیش نموده، مطالعه کنید. یکی از اینها گم نخواهد شد و یکی جفت خود را مفقود نخواهد یافت زیرا که دهان او این را امر فرموده و روح او اینها را جمع کرده است.و او برای آنها قرعه انداخته و دست اوآن را به جهت آنها با ریسمان تقسیم نموده است. و تا ابدالاباد متصرف آن خواهند شد و نسلا بعدنسل در آن سکونت خواهند داشت. bible_en_fa The sinners in Zion are afraid; fearfulness hath surprised the hypocrites. Who among us shall dwell with the devouring fire? who among us shall dwell with everlasting burnings? و او برای آنها قرعه انداخته و دست اوآن را به جهت آنها با ریسمان تقسیم نموده است. و تا ابدالاباد متصرف آن خواهند شد و نسلا بعدنسل در آن سکونت خواهند داشت. bible_en_fa He that walketh righteously, and speaketh uprightly; he that despiseth the gain of oppressions, that shaketh his hands from holding of bribes, that stoppeth his ears from hearing of blood, and shutteth his eyes from seeing evil; بیابان و زمین خشک شادمان خواهدشد و صحرا به وجد آمده، مثل گل سرخ خواهد شکفت. bible_en_fa He shall dwell on high: his place of defence shall be the munitions of rocks: bread shall be given him; his waters shall be sure. شکوفه بسیار نموده، باشادمانی و ترنم شادی خواهد کرد. شوکت لبنان و زیبایی کرمل و شارون به آن عطا خواهد شد. جلال یهوه و زیبایی خدای ما را مشاهده خواهندنمود. bible_en_fa Thine eyes shall see the king in his beauty: they shall behold the land that is very far off. دستهای سست را قوی سازید و زانوهای لرزنده را محکم گردانید. bible_en_fa Thine heart shall meditate terror. Where is the scribe? where is the receiver? where is he that counted the towers? به دلهای خائف بگویید: قوی شوید و مترسید اینک خدای شما باانتقام می‌آید. او با عقوبت الهی می‌آید و شما رانجات خواهد داد. bible_en_fa Thou shalt not see a fierce people, a people of a deeper speech than thou canst perceive; of a stammering tongue, that thou canst not understand. آنگاه چشمان کوران باز خواهد شد وگوشهای کران مفتوح خواهد گردید. bible_en_fa Look upon Zion, the city of our solemnities: thine eyes shall see Jerusalem a quiet habitation, a tabernacle that shall not be taken down; not one of the stakes thereof shall ever be removed, neither shall any of the cords thereof be broken. آنگاه لنگان مثل غزال جست و خیز خواهند نمود وزبان گنگ خواهد سرایید. زیرا که آبها در بیابان ونهرها در صحرا خواهد جوشید. bible_en_fa But there the glorious LORD will be unto us a place of broad rivers and streams; wherein shall go no galley with oars, neither shall gallant ship pass thereby. و سراب به برکه و مکان های خشک به چشمه های آب مبدل خواهد گردید. در مسکنی که شغالها می‌خوابندعلف و بوریا و نی خواهد بود. bible_en_fa For the LORD is our judge, the LORD is our lawgiver, the LORD is our king; he will save us. و در آنجاشاهراهی و طریقی خواهد بود و به طریق مقدس نامیده خواهد شد و نجسان از آن عبور نخواهندکرد بلکه آن به جهت ایشان خواهد بود. و هرکه در آن راه سالک شود اگرچه هم جاهل باشدگمراه نخواهد گردید. bible_en_fa Thy tacklings are loosed; they could not well strengthen their mast, they could not spread the sail: then is the prey of a great spoil divided; the lame take the prey. شیری در آن نخواهد بودو حیوان درنده‌ای بر آن برنخواهد آمد و در آنجایافت نخواهد شد بلکه ناجیان بر آن سالک خواهند گشت.و فدیه شدگان خداوندبازگشت نموده، با ترنم به صهیون خواهند آمد وخوشی جاودانی بر سر ایشان خواهد بود. وشادمانی و خوشی را خواهند یافت و غم و ناله فرار خواهد کرد. bible_en_fa And the inhabitant shall not say, I am sick: the people that dwell therein shall be forgiven their iniquity. و فدیه شدگان خداوندبازگشت نموده، با ترنم به صهیون خواهند آمد وخوشی جاودانی بر سر ایشان خواهد بود. وشادمانی و خوشی را خواهند یافت و غم و ناله فرار خواهد کرد. bible_en_fa Come near, ye nations, to hear; and hearken, ye people: let the earth hear, and all that is therein; the world, and all things that come forth of it. و در سال چهاردهم حزقیا پادشاه واقع شد که سنحاریب پادشاه آشور برتمامی شهرهای حصاردار یهودا برآمده، آنها راتسخیر نمود. bible_en_fa For the indignation of the LORD is upon all nations, and his fury upon all their armies: he hath utterly destroyed them, he hath delivered them to the slaughter. و پادشاه آشور ربشاقی را ازلاکیش به اورشلیم نزد حزقیا پادشاه با موکب عظیم فرستاد و او نزد قنات برکه فوقانی به راه مزرعه گازر ایستاد. bible_en_fa Their slain also shall be cast out, and their stink shall come up out of their carcases, and the mountains shall be melted with their blood. و الیاقیم بن حلقیا که ناظرخانه بود و شبنای کاتب و یوآخ بن آساف وقایع نگار نزد وی بیرون آمدند. bible_en_fa And all the host of heaven shall be dissolved, and the heavens shall be rolled together as a scroll: and all their host shall fall down, as the leaf falleth off from the vine, and as a falling fig from the fig tree. و ربشاقی به ایشان گفت: «به حزقیا بگویید سلطان عظیم پادشاه آشور چنین می‌گوید: این اعتماد شما که برآن توکل می‌نمایید چیست؟ bible_en_fa For my sword shall be bathed in heaven: behold, it shall come down upon Idumea, and upon the people of my curse, to judgment. می‌گویم که مشورت و قوت جنگ سخنان باطل است. الان کیست که بر او توکل نموده‌ای که به من عاصی شده‌ای؟ bible_en_fa The sword of the LORD is filled with blood, it is made fat with fatness, and with the blood of lambs and goats, with the fat of the kidneys of rams: for the LORD hath a sacrifice in Bozrah, and a great slaughter in the land of Idumea. هان بر عصای این نی خرد شده یعنی بر مصر توکل می‌نمایی که اگر کسی بر آن تکیه کند به‌دستش فرو رفته، آن را مجروح می‌سازد. همچنان است فرعون پادشاه مصر برای همگانی که بر وی توکل نمایند. bible_en_fa And the unicorns shall come down with them, and the bullocks with the bulls; and their land shall be soaked with blood, and their dust made fat with fatness. و اگر مرا گویی که بریهوه خدای خود توکل داریم آیا او آن نیست که حزقیا مکان های بلند و مذبح های او را برداشته است و به یهودا و اورشلیم گفته که پیش این مذبح سجده نمایید؟ bible_en_fa For it is the day of the LORD's vengeance, and the year of recompences for the controversy of Zion. پس حال با آقایم پادشاه آشورشرط ببند و من دو هزار اسب به تو می‌دهم اگر ازجانب خود سواران بر آنها توانی گذاشت. bible_en_fa And the streams thereof shall be turned into pitch, and the dust thereof into brimstone, and the land thereof shall become burning pitch. پس چگونه روی یک والی از کوچکترین بندگان آقایم را خواهی برگردانید و بر مصر به جهت ارابه‌ها وسواران توکل داری؟ bible_en_fa It shall not be quenched night nor day; the smoke thereof shall go up for ever: from generation to generation it shall lie waste; none shall pass through it for ever and ever. و آیا من الان بی‌اذن یهوه بر این زمین به جهت خرابی آن برآمده‌ام؟ یهوه مرا گفته است بر این زمین برآی و آن را خراب کن.» bible_en_fa But the cormorant and the bittern shall possess it; the owl also and the raven shall dwell in it: and he shall stretch out upon it the line of confusion, and the stones of emptiness. آنگاه الیقایم و شبنا و یوآخ به ربشاقی گفتند: «تمنا اینکه با بندگانت به زبان آرامی گفتگونمایی زیرا آن را می‌فهمیم و با ما به زبان یهود درگوش مردمی که بر حصارند گفتگو منمای.» bible_en_fa They shall call the nobles thereof to the kingdom, but none shall be there, and all her princes shall be nothing. ربشاقی گفت: «آیا آقایم مرا نزد آقایت و توفرستاده است تا این سخنان را بگویم؟ مگر مرانزد مردانی که بر حصار نشسته‌اند نفرستاده، تاایشان با شما نجاست خود را بخورند و بول خودرا بنوشند.» bible_en_fa And thorns shall come up in her palaces, nettles and brambles in the fortresses thereof: and it shall be an habitation of dragons, and a court for owls. پس ربشاقی بایستاد و به آواز بلند به زبان یهود صدا زده، گفت: «سخنان سلطان عظیم پادشاه آشور را بشنوید. bible_en_fa The wild beasts of the desert shall also meet with the wild beasts of the island, and the satyr shall cry to his fellow; the screech owl also shall rest there, and find for herself a place of rest. پادشاه چنین می‌گوید: حزقیا شما را فریب ندهد زیرا که شمارا نمی تواند رهانید. bible_en_fa There shall the great owl make her nest, and lay, and hatch, and gather under her shadow: there shall the vultures also be gathered, every one with her mate. و حزقیا شما را بر یهوه مطمئن نسازد و نگوید که یهوه البته ما را خواهدرهانید و این شهر به‌دست پادشاه آشور تسلیم نخواهد شد. bible_en_fa Seek ye out of the book of the LORD, and read: no one of these shall fail, none shall want her mate: for my mouth it hath commanded, and his spirit it hath gathered them. به حزقیا گوش مدهید زیرا که پادشاه آشور چنین می‌گوید: با من صلح کنید ونزد من بیرون آیید تا هرکس از مو خود و هر کس از انجیر خود بخورد و هر کس از آب چشمه خود بنوشد. bible_en_fa And he hath cast the lot for them, and his hand hath divided it unto them by line: they shall possess it for ever, from generation to generation shall they dwell therein. تا بیایم و شما را به زمین مانندزمین خودتان بیاورم یعنی به زمین غله و شیره وزمین نان و تاکستانها. bible_en_fa The wilderness and the solitary place shall be glad for them; and the desert shall rejoice, and blossom as the rose. مبادا حزقیا شما را فریب دهد و گوید یهوه ما را خواهد رهانید. آیاهیچکدام از خدایان امت‌ها زمین خود را از دست پادشاه آشور رهانیده است؟ bible_en_fa It shall blossom abundantly, and rejoice even with joy and singing: the glory of Lebanon shall be given unto it, the excellency of Carmel and Sharon, they shall see the glory of the LORD, and the excellency of our God. خدایان حمات وارفاد کجایند و خدایان سفروایم کجا و آیا سامره را از دست من رهانیده‌اند؟ bible_en_fa Strengthen ye the weak hands, and confirm the feeble knees. از جمیع خدایان این زمینها کدامند که زمین خویش را از دست من نجات داده‌اند تا یهوه اورشلیم را از دست من نجات دهد؟» bible_en_fa Say to them that are of a fearful heart, Be strong, fear not: behold, your God will come with vengeance, even God with a recompence; he will come and save you. اما ایشان سکوت نموده، به اوهیچ جواب ندادند زیرا که پادشاه امر فرموده وگفته بود که او را جواب ندهید.پس الیاقیم بن حلقیا که ناظر خانه بود و شبنای کاتب و یوآخ بن آساف وقایع نگار با جامه دریده نزد حزقیا آمدندو سخنان ربشاقی را به او باز‌گفتند. bible_en_fa Then the eyes of the blind shall be opened, and the ears of the deaf shall be unstopped. پس الیاقیم بن حلقیا که ناظر خانه بود و شبنای کاتب و یوآخ بن آساف وقایع نگار با جامه دریده نزد حزقیا آمدندو سخنان ربشاقی را به او باز‌گفتند. bible_en_fa Then shall the lame man leap as an hart, and the tongue of the dumb sing: for in the wilderness shall waters break out, and streams in the desert. و واقع شد که چون حزقیا پادشاه این راشنید لباس خود را چاک زده و پلاس پوشیده، به خانه خداوند داخل شد. bible_en_fa And the parched ground shall become a pool, and the thirsty land springs of water: in the habitation of dragons, where each lay, shall be grass with reeds and rushes. و الیاقیم ناظر خانه و شبنای کاتب و مشایخ کهنه را ملبس به پلاس نزد اشعیا ابن آموص نبی فرستاد. bible_en_fa And an highway shall be there, and a way, and it shall be called The way of holiness; the unclean shall not pass over it; but it shall be for those: the wayfaring men, though fools, shall not err therein. و به وی گفتند: «حزقیا چنین می‌گوید که امروز روزتنگی و تادیب و اهانت است زیرا که پسران بفم رحم رسیده‌اند و قوت زاییدن نیست. bible_en_fa No lion shall be there, nor any ravenous beast shall go up thereon, it shall not be found there; but the redeemed shall walk there: شایدیهوه خدایت سخنان ربشاقی را که آقایش پادشاه آشور او را برای اهانت نمودن خدای حی فرستاده است بشنود و سخنانی را که یهوه خدایت شنیده است توبیخ نماید. پس برای بقیه‌ای که یافت می‌شوند تضرع نما.» bible_en_fa And the ransomed of the LORD shall return, and come to Zion with songs and everlasting joy upon their heads: they shall obtain joy and gladness, and sorrow and sighing shall flee away. و بندگان حزقیا پادشاه نزد اشعیا آمدند. bible_en_fa Now it came to pass in the fourteenth year of king Hezekiah, that Sennacherib king of Assyria came up against all the defenced cities of Judah, and took them. واشعیا به ایشان گفت: «به آقای خود چنین گوییدکه یهوه چنین می‌فرماید: از سخنانی که شنیدی که بندگان پادشاه آشور مرا بدانها کفر گفته اندمترس. bible_en_fa And the king of Assyria sent Rabshakeh from Lachish to Jerusalem unto king Hezekiah with a great army. And he stood by the conduit of the upper pool in the highway of the fuller's field. همانا روحی بر او می‌فرستم که خبری شنیده، به ولایت خود خواهد برگشت و او را درولایت خودش به شمشیر هلاک خواهم ساخت.» bible_en_fa Then came forth unto him Eliakim, Hilkiah's son, which was over the house, and Shebna the scribe, and Joah, Asaph's son, the recorder. پس ربشاقی مراجعت کرده، پادشاه آشور رایافت که با لبنه جنگ می‌کرد زیرا شنیده بود که ازلاکیش کوچ کرده است. bible_en_fa And Rabshakeh said unto them, Say ye now to Hezekiah, Thus saith the great king, the king of Assyria, What confidence is this wherein thou trustest? و او درباره ترهاقه پادشاه کوش خبری شنید که به جهت مقاتله با توبیرون آمده است. پس چون این را شنید (باز)ایلچیان نزد حزقیا فرستاده، گفت: bible_en_fa I say, sayest thou, (but they are but vain words) I have counsel and strength for war: now on whom dost thou trust, that thou rebellest against me? «به حزقیاپادشاه یهودا چنین گویید: خدای تو که به او توکل می‌نمایی تو را فریب ندهد و نگوید که اورشلیم به‌دست پادشاه آشور تسلیم نخواهد شد. bible_en_fa Lo, thou trustest in the staff of this broken reed, on Egypt; whereon if a man lean, it will go into his hand, and pierce it: so is Pharaoh king of Egypt to all that trust in him. اینک تو شنیده‌ای که پادشاهان آشور با همه ولایتها چه کرده و چگونه آنها را بالکل هلاک ساخته‌اند و آیاتو رهایی خواهی یافت؟ bible_en_fa But if thou say to me, We trust in the LORD our God: is it not he, whose high places and whose altars Hezekiah hath taken away, and said to Judah and to Jerusalem, Ye shall worship before this altar? و آیا خدایان امت هایی که پدران من آنها را هلاک ساختند مثل جوزان و حاران و رصف و بنی عدن که در تلسارمی باشند ایشان را نجات دادند. bible_en_fa Now therefore give pledges, I pray thee, to my master the king of Assyria, and I will give thee two thousand horses, if thou be able on thy part to set riders upon them. پادشاه حمات کجا است و پادشاه ارفاد و پادشاه شهر سفروایم وهینع و عوا؟» bible_en_fa How then wilt thou turn away the face of one captain of the least of my master's servants, and put thy trust on Egypt for chariots and for horsemen? و حزقیا مکتوب را از دست ایلچیان گرفته، آن را خواند و حزقیا به خانه خداوند درآمده، آن را به حضور خداوند پهن کرد. bible_en_fa And am I now come up without the LORD against this land to destroy it? the LORD said unto me, Go up against this land, and destroy it. و حزقیا نزدخداوند دعا کرده، گفت: bible_en_fa Then said Eliakim and Shebna and Joah unto Rabshakeh, Speak, I pray thee, unto thy servants in the Syrian language; for we understand it: and speak not to us in the Jews' language, in the ears of the people that are on the wall. «ای یهوه صبایوت خدای اسرائیل که بر کروبیان جلوس می‌نمایی! تویی که بتنهایی بر تمامی ممالک جهان خداهستی و تو آسمان و زمین را آفریده‌ای. bible_en_fa But Rabshakeh said, Hath my master sent me to thy master and to thee to speak these words? hath he not sent me to the men that sit upon the wall, that they may eat their own dung, and drink their own piss with you? ‌ای خداوند گوش خود را فرا‌گرفته، بشنو و‌ای خداوند چشمان خود را گشوده، ببین و همه سخنان سنحاریب را که به جهت اهانت نمودن خدای حی فرستاده است استماع نما! bible_en_fa Then Rabshakeh stood, and cried with a loud voice in the Jews' language, and said, Hear ye the words of the great king, the king of Assyria. ‌ای خداوند راست است که پادشاهان آشور همه ممالک و زمین ایشان را خراب کرده. bible_en_fa Thus saith the king, Let not Hezekiah deceive you: for he shall not be able to deliver you. و خدایان ایشان را به آتش انداخته‌اند زیرا که خدا نبودندبلکه ساخته دست انسان از چوب و سنگ. پس به این سبب آنها را تباه ساختند. bible_en_fa Neither let Hezekiah make you trust in the LORD, saying, The LORD will surely deliver us: this city shall not be delivered into the hand of the king of Assyria. پس حال‌ای یهوه خدای ما ما را از دست او رهایی ده تا جمیع ممالک جهان بدانند که تو تنها یهوه هستی.» bible_en_fa Hearken not to Hezekiah: for thus saith the king of Assyria, Make an agreement with me by a present, and come out to me: and eat ye every one of his vine, and every one of his fig tree, and drink ye every one the waters of his own cistern; پس اشعیا ابن آموص نزد حزقیا فرستاده، گفت: «یهوه خدای اسرائیل چنین می‌گوید: چونکه درباره سنحاریب پادشاه آشور نزد من دعانمودی، bible_en_fa Until I come and take you away to a land like your own land, a land of corn and wine, a land of bread and vineyards. کلامی که خداوند در باره‌اش گفته این است: آن باکره دختر صهیون تو را حقیر شمرده، استهزا نموده است و دختر اورشلیم سر خود را به تو جنبانیده است. bible_en_fa Beware lest Hezekiah persuade you, saying, The LORD will deliver us. Hath any of the gods of the nations delivered his land out of the hand of the king of Assyria? کیست که او را اهانت کرده، کفر گفته‌ای و کیست که بر وی آواز بلند کرده، چشمان خود را به علیین افراشته‌ای؟ مگر قدوس اسرائیل نیست؟ bible_en_fa Where are the gods of Hamath and Arphad? where are the gods of Sepharvaim? and have they delivered Samaria out of my hand? به واسطه بندگانت خداوند رااهانت کرده، گفته‌ای به کثرت ارابه های خود بربلندی کوهها و به اطراف لبنان برآمده‌ام وبلندترین سروهای آزادش و بهترین صنوبرهایش را قطع نموده، به بلندی اقصایش و به درختستان بوستانش داخل شده‌ام. bible_en_fa Who are they among all the gods of these lands, that have delivered their land out of my hand, that the LORD should deliver Jerusalem out of my hand? و من حفره زده، آب نوشیدم و به کف پای خود تمامی نهرهای مصر راخشک خواهم کرد. bible_en_fa But they held their peace, and answered him not a word: for the king's commandment was, saying, Answer him not. «آیا نشنیده‌ای که من این را از زمان سلف کرده‌ام و از ایام قدیم صورت داده‌ام و الان آن رابه وقوع آورده‌ام تا تو به ظهور آمده و شهرهای حصار دار را خراب نموده به توده های ویران مبدل سازی. bible_en_fa Then came Eliakim, the son of Hilkiah, that was over the household, and Shebna the scribe, and Joah, the son of Asaph, the recorder, to Hezekiah with their clothes rent, and told him the words of Rabshakeh. از این جهت ساکنان آنها کم قوت بوده، ترسان و خجل شدند. مثل علف صحرا وگیاه سبز و علف پشت بام و مثل مزرعه قبل از نموکردنش گردیدند. bible_en_fa And it came to pass, when king Hezekiah heard it, that he rent his clothes, and covered himself with sackcloth, and went into the house of the LORD. اما من نشستن تو را و خروج و دخولت و خشمی را که بر من داری می‌دانم. bible_en_fa And he sent Eliakim, who was over the household, and Shebna the scribe, and the elders of the priests covered with sackcloth, unto Isaiah the prophet the son of Amoz. چونکه خشمی که به من داری و غرور تو به گوش من برآمده است. بنابراین مهار خود را به بینی تو و لگام خود را به لبهایت گذاشته، تو را به راهی که آمده‌ای برخواهم گردانید. bible_en_fa And they said unto him, Thus saith Hezekiah, This day is a day of trouble, and of rebuke, and of blasphemy: for the children are come to the birth, and there is not strength to bring forth. و علامت برای تو این خواهد بود که امسال غله خودروخواهید خورد و سال دوم آنچه از آن بروید و درسال سوم بکارید و بدروید و تاکستانها غرس نموده، میوه آنها را بخورید. bible_en_fa It may be the LORD thy God will hear the words of Rabshakeh, whom the king of Assyria his master hath sent to reproach the living God, and will reprove the words which the LORD thy God hath heard: wherefore lift up thy prayer for the remnant that is left. و بقیه‌ای که ازخاندان یهودا رستگار شوند بار دیگر به پایین ریشه خواهند زد و به بالا میوه خواهند‌آورد. bible_en_fa So the servants of king Hezekiah came to Isaiah. زیرا که بقیه‌ای از اورشلیم و رستگاران از کوه صهیون بیرون خواهند آمد. غیرت یهوه صبایوت این را بجا خواهد آورد. bible_en_fa And Isaiah said unto them, Thus shall ye say unto your master, Thus saith the LORD, Be not afraid of the words that thou hast heard, wherewith the servants of the king of Assyria have blasphemed me. بنابراین خداوند درباره پادشاه آشور چنین می‌گوید که به این شهرداخل نخواهد شد و به اینجا تیر نخواهد انداخت و در مقابلش با سپر نخواهد آمد و منجنیق درپیش او برنخواهد افراشت. bible_en_fa Behold, I will send a blast upon him, and he shall hear a rumour, and return to his own land; and I will cause him to fall by the sword in his own land. به راهی که آمده است به همان برخواهد گشت و به این شهر داخل نخواهد شد. خداوند این را می‌گوید. bible_en_fa So Rabshakeh returned, and found the king of Assyria warring against Libnah: for he had heard that he was departed from Lachish. زیرا که این شهر را حمایت کرده، به‌خاطر خود و به‌خاطر بنده خویش داود آن را نجات خواهم داد.» bible_en_fa And he heard say concerning Tirhakah king of Ethiopia, He is come forth to make war with thee. And when he heard it, he sent messengers to Hezekiah, saying, پس فرشته خداوند بیرون آمده، صد وهشتاد و پنجهزار نفر از اردوی آشور را زد وبامدادان چون برخاستند اینک جمیع آنهالاشهای مرده بودند. bible_en_fa Thus shall ye speak to Hezekiah king of Judah, saying, Let not thy God, in whom thou trustest, deceive thee, saying, Jerusalem shall not be given into the hand of the king of Assyria. و سنحاریب پادشاه آشور کوچ کرده، روانه گردید و برگشته در نینوی ساکن شد.و واقع شد که چون او در خانه خدای خویش نسروک عبادت می‌کرد، پسرانش ادرملک و شرآصر او را به شمشیر زدند و ایشان به زمین اراراط فرار کردند و پسرش آسرحدون به‌جایش سلطنت نمود. bible_en_fa Behold, thou hast heard what the kings of Assyria have done to all lands by destroying them utterly; and shalt thou be delivered? و واقع شد که چون او در خانه خدای خویش نسروک عبادت می‌کرد، پسرانش ادرملک و شرآصر او را به شمشیر زدند و ایشان به زمین اراراط فرار کردند و پسرش آسرحدون به‌جایش سلطنت نمود. bible_en_fa Have the gods of the nations delivered them which my fathers have destroyed, as Gozan, and Haran, and Rezeph, and the children of Eden which were in Telassar? در آن ایام حزقیا بیمار و مشرف به موت شد و اشعیا ابن آموص نبی نزد وی آمده، او را گفت: «خداوند چنین می‌گوید: تدارک خانه خود را ببین زیرا که می‌میری و زنده نخواهی ماند.» bible_en_fa Where is the king of Hamath, and the king of Arphad, and the king of the city of Sepharvaim, Hena, and Ivah? آنگاه حزقیا روی خود را بسوی دیواربرگردانیده، نزد خداوند دعا نمود، bible_en_fa And Hezekiah received the letter from the hand of the messengers, and read it: and Hezekiah went up unto the house of the LORD, and spread it before the LORD. و گفت: «ای خداوند مستدعی اینکه بیاد آوری که چگونه به حضور تو به امانت و به دل کامل سلوک نموده‌ام وآنچه در نظر تو پسند بوده است بجا آورده‌ام.» پس حزقیا زار‌زار بگریست. bible_en_fa And Hezekiah prayed unto the LORD, saying, و کلام خداوند بر اشعیا نازل شده، گفت: bible_en_fa O LORD of hosts, God of Israel, that dwellest between the cherubims, thou art the God, even thou alone, of all the kingdoms of the earth: thou hast made heaven and earth. «برو و به حزقیا بگو یهوه خدای پدرت داود چنین می‌گوید: دعای تو راشنیدم و اشکهایت را دیدم. اینک من بر روزهای تو پانزده سال افزودم. bible_en_fa Incline thine ear, O LORD, and hear; open thine eyes, O LORD, and see: and hear all the words of Sennacherib, which hath sent to reproach the living God. و تو را و این شهر را ازدست پادشاه آشور خواهم رهانید و این شهر راحمایت خواهم نمود. bible_en_fa Of a truth, LORD, the kings of Assyria have laid waste all the nations, and their countries, و علامت از جانب خداوند که خداوند این کلام را که گفته است بجاخواهد آورد این است: bible_en_fa And have cast their gods into the fire: for they were no gods, but the work of men's hands, wood and stone: therefore they have destroyed them. اینک سایه درجاتی که از آفتاب بر ساعت آفتابی آحاز پایین رفته است ده درجه به عقب برمی گردانم.» پس آفتاب ازدرجاتی که بر ساعت آفتابی پایین رفته بود، ده درجه برگشت. bible_en_fa Now therefore, O LORD our God, save us from his hand, that all the kingdoms of the earth may know that thou art the LORD, even thou only. مکتوب حزقیا پادشاه یهودا وقتی که بیمارشد و از بیماریش شفا یافت: bible_en_fa Then Isaiah the son of Amoz sent unto Hezekiah, saying, Thus saith the LORD God of Israel, Whereas thou hast prayed to me against Sennacherib king of Assyria: من گفتم: «اینک در فیروزی ایام خود به درهای هاویه می‌روم و ازبقیه سالهای خود محروم می‌شوم. bible_en_fa This is the word which the LORD hath spoken concerning him; The virgin, the daughter of Zion, hath despised thee, and laughed thee to scorn; the daughter of Jerusalem hath shaken her head at thee. گفتم: خداوند را مشاهده نمی نمایم. خداوند را در زمین زندگان نخواهم دید. من با ساکنان عالم فنا انسان را دیگر نخواهم دید. bible_en_fa Whom hast thou reproached and blasphemed? and against whom hast thou exalted thy voice, and lifted up thine eyes on high? even against the Holy One of Israel. خانه من کنده گردید ومثل خیمه شبان از من برده شد. مثل نساج عمرخود را پیچیدم. او مرا از نورد خواهد برید. روز وشب مرا تمام خواهی کرد. bible_en_fa By thy servants hast thou reproached the Lord, and hast said, By the multitude of my chariots am I come up to the height of the mountains, to the sides of Lebanon; and I will cut down the tall cedars thereof, and the choice fir trees thereof: and I will enter into the height of his border, and the forest of his Carmel. تا صبح انتظارکشیدم. مثل شیر همچنین تمامی استخوانهایم رامی شکند. روز و شب مرا تمام خواهی کرد. bible_en_fa I have digged, and drunk water; and with the sole of my feet have I dried up all the rivers of the besieged places. مثل پرستوک که جیک جیک می‌کند صدامی نمایم. و مانند فاخته ناله می‌کنم و چشمانم ازنگریستن به بالا ضعیف می‌شود. ای خداوند درتنگی هستم کفیل من باش. bible_en_fa Hast thou not heard long ago, how I have done it; and of ancient times, that I have formed it? now have I brought it to pass, that thou shouldest be to lay waste defenced cities into ruinous heaps. «چه بگویم چونکه او به من گفته است وخود او کرده است. تمامی سالهای خود را به‌سبب تلخی جانم آهسته خواهم رفت. bible_en_fa Therefore their inhabitants were of small power, they were dismayed and confounded: they were as the grass of the field, and as the green herb, as the grass on the housetops, and as corn blasted before it be grown up. ‌ای خداوند به این چیزها مردمان زیست می‌کنند و به اینها و بس حیات روح من می‌باشد. پس مرا شفابده و مرا زنده نگاه دار. bible_en_fa But I know thy abode, and thy going out, and thy coming in, and thy rage against me. اینک تلخی سخت من باعث سلامتی من شد. از راه لطف جانم را از چاه هلاکت برآوردی زیرا که تمامی گناهانم را به پشت سر خود انداختی. bible_en_fa Because thy rage against me, and thy tumult, is come up into mine ears, therefore will I put my hook in thy nose, and my bridle in thy lips, and I will turn thee back by the way by which thou camest. زیرا که هاویه تو راحمد نمی گوید و موت تو را تسبیح نمی خواند. وآنانی که به حفره فرو می‌روند به امانت تو امیدوارنمی باشند. bible_en_fa And this shall be a sign unto thee, Ye shall eat this year such as groweth of itself; and the second year that which springeth of the same: and in the third year sow ye, and reap, and plant vineyards, and eat the fruit thereof. زندگانند، زندگانند که تو را حمدمی گویند، چنانکه من امروز می‌گویم. پدران به پسران راستی تو را تعلیم خواهند داد. bible_en_fa And the remnant that is escaped of the house of Judah shall again take root downward, and bear fruit upward: خداوندبه جهت نجات من حاضر است، پس سرودهایم را در تمامی روزهای عمر خود در خانه خداوندخواهیم سرایید.» bible_en_fa For out of Jerusalem shall go forth a remnant, and they that escape out of mount Zion: the zeal of the LORD of hosts shall do this. و اشعیا گفته بود که قرصی از انجیر بگیریدو آن را بر دمل بنهید که شفا خواهد یافت.وحزقیا گفته بود علامتی که به خانه خداوندبرخواهم آمد چیست؟ bible_en_fa Therefore thus saith the LORD concerning the king of Assyria, He shall not come into this city, nor shoot an arrow there nor come before it with shields, nor cast a bank against it. وحزقیا گفته بود علامتی که به خانه خداوندبرخواهم آمد چیست؟ bible_en_fa By the way that he came, by the same shall he return, and shall not come into this city, saith the LORD. در آن زمان مرودک بلدان بن بلدان پادشاه بابل مکتوبی و هدیه‌ای نزدحزقیا فرستاد زیرا شنیده بود که بیمار شده وصحت یافته است. bible_en_fa For I will defend this city to save it for mine own sake, and for my servant David's sake. و حزقیا از ایشان مسرورشده، خانه خزاین خود را از نقره و طلا و عطریات و روغن معطر و تمام خانه اسلحه خویش و هرچه را که در خزاین او یافت می‌شد به ایشان نشان دادو در خانه‌اش و در تمامی مملکتش چیزی نبودکه حزقیا آن را به ایشان نشان نداد. bible_en_fa Then the angel of the LORD went forth, and smote in the camp of the Assyrians a hundred and fourscore and five thousand: and when they arose early in the morning, behold, they were all dead corpses. پس اشعیانبی نزد حزقیا پادشاه آمده، وی را گفت: «این مردمان چه گفتند و نزد تو از کجا آمدند؟» حزقیاگفت: «از جای دور یعنی از بابل نزد من آمدند.» bible_en_fa So Sennacherib king of Assyria departed, and went and returned, and dwelt at Nineveh. او گفت: «در خانه تو چه دیدند؟» حزقیا گفت: «هرچه در خانه من است دیدند و چیزی درخزاین من نیست که به ایشان نشان ندادم.» bible_en_fa And it came to pass, as he was worshipping in the house of Nisroch his god, that Adrammelech and Sharezer his sons smote him with the sword; and they escaped into the land of Armenia: and Esar-haddon his son reigned in his stead. پس اشعیا به حزقیا گفت: «کلام یهوه صبایوت را بشنو: bible_en_fa In those days was Hezekiah sick unto death. And Isaiah the prophet the son of Amoz came unto him, and said unto him, Thus saith the LORD, Set thine house in order: for thou shalt die, and not live. اینک روزها می‌آید که هرچه در خانه تو است و آنچه پدرانت تا امروز ذخیره کرده‌اند به بابل برده خواهد شد. و خداوندمی گوید که چیزی از آنها باقی نخواهد ماند. bible_en_fa Then Hezekiah turned his face toward the wall, and prayed unto the LORD, وبعضی از پسرانت را که از تو پدید آیند و ایشان راتولید نمایی خواهند گرفت و در قصر پادشاه بابل خواجه‌سرا خواهند شد.»حزقیا به اشعیا گفت: «کلام خداوند که گفتی نیکو است و دیگر گفت: هرآینه در ایام من سلامتی و امان خواهد بود.» bible_en_fa And said, Remember now, O LORD, I beseech thee, how I have walked before thee in truth and with a perfect heart, and have done that which is good in thy sight. And Hezekiah wept sore. حزقیا به اشعیا گفت: «کلام خداوند که گفتی نیکو است و دیگر گفت: هرآینه در ایام من سلامتی و امان خواهد بود.» bible_en_fa Then came the word of the LORD to Isaiah, saying, تسلی دهید! قوم مرا تسلی دهید! خدای شما می‌گوید: bible_en_fa Go, and say to Hezekiah, Thus saith the LORD, the God of David thy father, I have heard thy prayer, I have seen thy tears: behold, I will add unto thy days fifteen years. سخنان دلاویزبه اورشلیم گویید و اورا ندا کنید که اجتهاد اوتمام شده و گناه وی آمرزیده گردیده، و از دست خداوند برای تمامی گناهانش دو چندان یافته است. bible_en_fa And I will deliver thee and this city out of the hand of the king of Assyria: and I will defend this city. صدای ندا کننده‌ای در بیابان، راه خداوندرا مهیا سازید و طریقی برای خدای ما در صحراراست نمایید. bible_en_fa And this shall be a sign unto thee from the LORD, that the LORD will do this thing that he hath spoken; هر دره‌ای برافراشته و هر کوه وتلی پست خواهد شد. و کجیها راست وناهمواریها هموار خواهد گردید. bible_en_fa Behold, I will bring again the shadow of the degrees, which is gone down in the sun dial of Ahaz, ten degrees backward. So the sun returned ten degrees, by which degrees it was gone down. و جلال خداوند مکشوف گشته، تمامی بشر آن را با هم خواهند دید زیرا که دهان خداوند این را گفته است. bible_en_fa The writing of Hezekiah king of Judah, when he had been sick, and was recovered of his sickness: هاتفی می‌گوید: «ندا کن.» وی گفت: «چه چیز را ندا کنم؟ تمامی بشر گیاه است و همگی زیبایی‌اش مثل گل صحرا. bible_en_fa I said in the cutting off of my days, I shall go to the gates of the grave: I am deprived of the residue of my years. گیاه خشک و گلش پژمرده می‌شود زیرا نفخه خداوند بر آن دمیده می‌شود. البته مردمان گیاه هستند. bible_en_fa I said, I shall not see the LORD, even the LORD, in the land of the living: I shall behold man no more with the inhabitants of the world. گیاه خشک شد و گل پژمرده گردید، لیکن کلام خدای ما تاابدالاباد استوار خواهد ماند.» bible_en_fa Mine age is departed, and is removed from me as a shepherd's tent: I have cut off like a weaver my life: he will cut me off with pining sickness: from day even to night wilt thou make an end of me. ‌ای صهیون که بشارت می‌دهی به کوه بلند برآی! و‌ای اورشلیم که بشارت می‌دهی آوازت را با قوت بلند کن! آن را بلند کن و مترس و به شهرهای یهودا بگو که «هان خدای شما است!» bible_en_fa I reckoned till morning, that, as a lion, so will he break all my bones: from day even to night wilt thou make an end of me. اینک خداوند یهوه باقوت می‌آید و بازوی وی برایش حکمرانی می‌نماید. اینک اجرت او با وی است و عقوبت وی پیش روی او می‌آید. bible_en_fa Like a crane or a swallow, so did I chatter: I did mourn as a dove: mine eyes fail with looking upward: O LORD, I am oppressed; undertake for me. او مثل شبان گله خود را خواهد چرانید و به بازوی خود بره‌ها راجمع کرده، به آغوش خویش خواهد گرفت وشیر دهندگان را به ملایمت رهبری خواهد کرد. bible_en_fa What shall I say? he hath both spoken unto me, and himself hath done it: I shall go softly all my years in the bitterness of my soul. کیست که آبها را به کف دست خود پیموده وافلاک را با وجب اندازه کرده و غبار زمین را درکیل گنجانیده و کوهها را به قپان و تلها را به ترازووزن نموده است؟ bible_en_fa O Lord, by these things men live, and in all these things is the life of my spirit: so wilt thou recover me, and make me to live. کیست که روح خداوند را قانون داده یا مشیراو بوده او را تعلیم داده باشد. bible_en_fa Behold, for peace I had great bitterness: but thou hast in love to my soul delivered it from the pit of corruption: for thou hast cast all my sins behind thy back. او از که مشورت خواست تا به او فهم بخشد و طریق راستی را به اوبیاموزد؟ و کیست که او را معرفت آموخت و راه فطانت را به او تعلیم داد؟ bible_en_fa For the grave cannot praise thee, death can not celebrate thee: they that go down into the pit cannot hope for thy truth. اینک امت‌ها مثل قطره دلو و مانند غبار میزان شمرده می‌شوند. اینک جزیره‌ها را مثل گرد برمی دارد. bible_en_fa The living, the living, he shall praise thee, as I do this day: the father to the children shall make known thy truth. و لبنان به جهت هیزم کافی نیست و حیواناتش برای قربانی سوختنی کفایت نمی کند. bible_en_fa The LORD was ready to save me: therefore we will sing my songs to the stringed instruments all the days of our life in the house of the LORD. تمامی امت‌ها بنظروی هیچند و از عدم و بطالت نزد وی کمترمی نمایند. bible_en_fa For Isaiah had said, Let them take a lump of figs, and lay it for a plaister upon the boil, and he shall recover. پس خدا را به که تشبیه می‌کنید و کدام شبه را با او برابر می‌توانید کرد؟ bible_en_fa Hezekiah also had said, What is the sign that I shall go up to the house of the LORD? صنعتگربت را می‌ریزد و زرگر آن را به طلا می‌پوشاند، وزنجیرهای نقره برایش می‌ریزد. bible_en_fa At that time Merodach-baladan, the son of Baladan, king of Babylon, sent letters and a present to Hezekiah: for he had heard that he had been sick, and was recovered. کسی‌که استطاعت چنین هدایا نداشته باشد درختی را که نمی پوسد اختیار می‌کند و صنعتگر ماهری رامی طلبد تا بتی را که متحرک نشود برای او بسازد. bible_en_fa And Hezekiah was glad of them, and shewed them the house of his precious things, the silver, and the gold, and the spices, and the precious ointment, and all the house of his armour, and all that was found in his treasures: there was nothing in his house, nor in all his dominion, that Hezekiah shewed them not. آیا ندانسته ونشنیده‌اید و از ابتدا به شماخبر داده نشده است و از بنیاد زمین نفهمیده‌اید؟ bible_en_fa Then came Isaiah the prophet unto king Hezekiah, and said unto him, What said these men? and from whence came they unto thee? And Hezekiah said, They are come from a far country unto me, even from Babylon. او است که بر کره زمین نشسته است وساکنانش مثل ملخ می‌باشند. اوست که آسمانهارا مثل پرده می‌گستراند و آنها را مثل خیمه به جهت سکونت پهن می‌کند. bible_en_fa Then said he, What have they seen in thine house? And Hezekiah answered, All that is in mine house have they seen: there is nothing among my treasures that I have not shewed them. که امیران را لاشی می‌گرداند و داوران جهان را مانند بطالت می‌سازد. bible_en_fa Then said Isaiah to Hezekiah, Hear the word of the LORD of hosts: هنوز غرس نشده و کاشته نگردیده‌اند و تنه آنها هنوز در زمین ریشه نزده است، که فقط بر آنها می‌دمد و پژمرده می‌شوند وگرد باد آنها را مثل کاه می‌رباید. bible_en_fa Behold, the days come, that all that is in thine house, and that which thy fathers have laid up in store until this day, shall be carried to Babylon: nothing shall be left, saith the LORD. پس مرا به که تشبیه می‌کنید تا با وی مساوی باشم؟ قدوس می‌گوید: bible_en_fa And of thy sons that shall issue from thee, which thou shalt beget, shall they take away; and they shall be eunuchs in the palace of the king of Babylon. چشمان خودرا به علیین برافراشته ببینید. کیست که اینها راآفرید و کیست که لشکر اینها را بشماره بیرون آورده، جمیع آنها را بنام می‌خواند؟ از کثرت قوت و از عظمت توانایی وی یکی از آنها گم نخواهد شد. bible_en_fa Then said Hezekiah to Isaiah, Good is the word of the LORD which thou hast spoken. He said moreover, For there shall be peace and truth in my days. ‌ای یعقوب چرا فکر می‌کنی و‌ای اسرائیل چرا می‌گویی: «راه من از خداوند مخفی است و خدای من انصاف مرا از دست داده است.» bible_en_fa Comfort ye, comfort ye my people, saith your God. آیا ندانسته و نشنیده‌ای که خدای سرمدی یهوه آفریننده اقصای زمین درمانده و خسته نمی شود و فهم او را تفحص نتوان کرد؟ bible_en_fa Speak ye comfortably to Jerusalem, and cry unto her, that her warfare is accomplished, that her iniquity is pardoned: for she hath received of the LORD's hand double for all her sins. ضعیفان را قوت می‌بخشد و ناتوانان را قدرت زیاده عطا می‌نماید. bible_en_fa The voice of him that crieth in the wilderness, Prepare ye the way of the LORD, make straight in the desert a highway for our God. حتی جوانان هم درمانده و خسته می‌گردند و شجاعان بکلی می‌افتند.اما آنانی که منتظر خداوند می‌باشند قوت تازه خواهند یافت و مثل عقاب پرواز خواهند کرد. خواهند دوید و خسته نخواهند شد. خواهندخرامید و درمانده نخواهند گردید. bible_en_fa Every valley shall be exalted, and every mountain and hill shall be made low: and the crooked shall be made straight, and the rough places plain: اما آنانی که منتظر خداوند می‌باشند قوت تازه خواهند یافت و مثل عقاب پرواز خواهند کرد. خواهند دوید و خسته نخواهند شد. خواهندخرامید و درمانده نخواهند گردید. bible_en_fa And the glory of the LORD shall be revealed, and all flesh shall see it together: for the mouth of the LORD hath spoken it. ای جزیره‌ها به حضور من خاموش شوید! و قبیله‌ها قوت تازه بهم رسانند! نزدیک بیایند آنگاه تکلم نمایند. با هم به محاکمه نزدیک بیاییم. bible_en_fa The voice said, Cry. And he said, What shall I cry? All flesh is grass, and all the goodliness thereof is as the flower of the field: کیست که کسی را از مشرق برانگیخت که عدالت او را نزد پایهای وی می‌خواند؟ امت‌ها را به وی تسلیم می‌کند و او رابر پادشاهان مسلط می‌گرداند. و ایشان را مثل غبار به شمشیر وی و مثل کاه که پراکنده می‌گرددبه کمان وی تسلیم خواهد نمود. bible_en_fa The grass withereth, the flower fadeth: because the spirit of the LORD bloweth upon it: surely the people is grass. ایشان راتعاقب نموده، به راهی که با پایهای خود نرفته بودبسلامتی خواهد گذشت. bible_en_fa The grass withereth, the flower fadeth: but the word of our God shall stand for ever. کیست که این را عمل نموده و بجا آورده، و طبقات را از ابتدا دعوت نموده است؟ من که یهوه و اول و با آخرین می‌باشم من هستم. bible_en_fa O Zion, that bringest good tidings, get thee up into the high mountain; O Jerusalem, that bringest good tidings, lift up thy voice with strength; lift it up, be not afraid; say unto the cities of Judah, Behold your God! جزیره‌ها دیدند و ترسیدند واقصای زمین بلرزیدند و تقرب جسته، آمدند. bible_en_fa Behold, the Lord GOD will come with strong hand, and his arm shall rule for him: behold, his reward is with him, and his work before him. هر کس همسایه خود را اعانت کرد و به برادرخود گفت: قوی‌دل باش. bible_en_fa He shall feed his flock like a shepherd: he shall gather the lambs with his arm, and carry them in his bosom, and shall gently lead those that are with young. نجار زرگر را و آنکه باچکش صیقل می‌کند سندان زننده را تقویت می‌نماید و در باره لحیم می‌گوید: که خوب است و آن را به میخها محکم می‌سازد تا متحرک نشود. bible_en_fa Who hath measured the waters in the hollow of his hand, and meted out heaven with the span, and comprehended the dust of the earth in a measure, and weighed the mountains in scales, and the hills in a balance? اما تو‌ای اسرائیل بنده من و‌ای یعقوب که تورا برگزیده‌ام و‌ای ذریت دوست من ابراهیم! bible_en_fa Who hath directed the Spirit of the LORD, or being his counseller hath taught him? که تو را از اقصای زمین گرفته، تو را از کرانه هایش خوانده‌ام و به تو گفته‌ام تو بنده من هستی، تو رابرگزیدم و ترک ننمودم. bible_en_fa With whom took he counsel, and who instructed him, and taught him in the path of judgment, and taught him knowledge, and shewed to him the way of understanding? مترس زیرا که من با توهستم و مشوش مشو زیرا من خدای تو هستم. تورا تقویت خواهم نمود و البته تو را معاونت خواهم داد و تو را به‌دست راست عدالت خوددستگیری خواهم کرد. bible_en_fa Behold, the nations are as a drop of a bucket, and are counted as the small dust of the balance: behold, he taketh up the isles as a very little thing. اینک همه آنانی که برتو خشم دارند خجل و رسوا خواهند شد و آنانی که با تو معارضه نمایند ناچیز شده، هلاک خواهند گردید. bible_en_fa And Lebanon is not sufficient to burn, nor the beasts thereof sufficient for a burnt offering. آنانی را که با تو مجادله نمایندجستجو کرده، نخواهی یافت و آنانی که با توجنگ کنند نیست و نابود خواهند شد. bible_en_fa All nations before him are as nothing; and they are counted to him less than nothing, and vanity. زیرا من که یهوه خدای تو هستم دست راست تو را گرفته، به تو می‌گویم: مترس زیرا من تو را نصرت خواهم داد. bible_en_fa To whom then will ye liken God? or what likeness will ye compare unto him? ‌ای کرم یعقوب و شرذمه اسرائیل مترس زیرا خداوند و قدوس اسرائیل که ولی تومی باشد می‌گوید: من تو را نصرت خواهم داد. bible_en_fa The workman melteth a graven image, and the goldsmith spreadeth it over with gold, and casteth silver chains. اینک تو را گردون تیز نو دندانه دار خواهم ساخت و کوهها را پایمال کرده، خرد خواهی نمود و تلها را مثل کاه خواهی ساخت. bible_en_fa He that is so impoverished that he hath no oblation chooseth a tree that will not rot; he seeketh unto him a cunning workman to prepare a graven image, that shall not be moved. آنها راخواهی افشاند و باد آنها را برداشته، گردباد آنها راپراکنده خواهد ساخت. لیکن تو از خداوندشادمان خواهی شد و به قدوس اسرائیل فخرخواهی نمود. bible_en_fa Have ye not known? have ye not heard? hath it not been told you from the beginning? have ye not understood from the foundations of the earth? فقیران و مسکینان آب را می‌جویند ونمی یابند و زبان ایشان از تشنگی خشک می‌شود. من که یهوه هستم ایشان را اجابت خواهم نمود. خدای اسرائیل هستم ایشان را ترک نخواهم کرد. bible_en_fa It is he that sitteth upon the circle of the earth, and the inhabitants thereof are as grasshoppers; that stretcheth out the heavens as a curtain, and spreadeth them out as a tent to dwell in: بر تلهای خشک نهرها و در میان وادیهاچشمه‌ها جاری خواهم نمود. و بیابان را به برکه آب و زمین خشک را به چشمه های آب مبدل خواهم ساخت. bible_en_fa That bringeth the princes to nothing; he maketh the judges of the earth as vanity. در بیابان سرو آزاد و شطیم و آس و درخت زیتون را خواهم گذاشت و درصحرا صنوبر و کاج و چنار را با هم غرس خواهم نمود. bible_en_fa Yea, they shall not be planted; yea, they shall not be sown: yea, their stock shall not take root in the earth: and he shall also blow upon them, and they shall wither, and the whirlwind shall take them away as stubble. تا ببینند و بدانند و تفکر نموده، با هم تامل نمایند که دست خداوند این را کرده وقدوس اسرائیل این را ایجاد نموده است. bible_en_fa To whom then will ye liken me, or shall I be equal? saith the Holy One. خداوند می‌گوید: دعوی خود را پیش آوریدو پادشاه یعقوب می‌گوید: براهین قوی خویش راعرضه دارید. bible_en_fa Lift up your eyes on high, and behold who hath created these things, that bringeth out their host by number: he calleth them all by names by the greatness of his might, for that he is strong in power; not one faileth. آنچه را که واقع خواهد شدنزدیک آورده، برای ما اعلام نمایند. چیزهای پیشین را و کیفیت آنها را بیان کنید تا تفکر نموده، آخر آنها را بدانیم یا چیزهای آینده را به مابشنوانید. bible_en_fa Why sayest thou, O Jacob, and speakest, O Israel, My way is hid from the LORD, and my judgment is passed over from my God? و چیزها را که بعد از این واقع خواهدشد بیان کنید تا بدانیم که شما خدایانید. باری نیکویی یا بدی را بجا آورید تا ملتفت شده، با هم ملاحظه نماییم. bible_en_fa Hast thou not known? hast thou not heard, that the everlasting God, the LORD, the Creator of the ends of the earth, fainteth not, neither is weary? there is no searching of his understanding. اینک شما ناچیز هستید وعمل شما هیچ است و هر‌که شما را اختیار کندرجس است. bible_en_fa He giveth power to the faint; and to them that have no might he increaseth strength. کسی را از شمال برانگیختم و او خواهدآمد و کسی را از مشرق آفتاب که اسم مرا خواهدخواند و او بر سروران مثل برگل خواهد آمد ومانند کوزه‌گری که گل را پایمال می‌کند. bible_en_fa Even the youths shall faint and be weary, and the young men shall utterly fall: کیست که از ابتدا خبر داد تا بدانیم و از قبل تابگوییم که او راست است. البته خبر دهنده‌ای نیست و اعلام کننده‌ای نی و کسی هم نیست که سخنان شما را بشنود. bible_en_fa But they that wait upon the LORD shall renew their strength; they shall mount up with wings as eagles; they shall run, and not be weary; and they shall walk, and not faint. اول به صهیون گفتم که اینک هان این چیزها (خواهد رسید) و به اورشلیم بشارت دهنده‌ای بخشیدم. bible_en_fa Keep silence before me, O islands; and let the people renew their strength: let them come near; then let them speak: let us come near together to judgment. و نگریستم و کسی یافت نشد و در میان ایشان نیز مشورت دهنده‌ای نبود که چون از ایشان سوال نمایم جواب تواندداد.اینک جمیع ایشان باطلند و اعمال ایشان هیچ است و بتهای ریخته شده ایشان باد و بطالت است. bible_en_fa Who raised up the righteous man from the east, called him to his foot, gave the nations before him, and made him rule over kings? he gave them as the dust to his sword, and as driven stubble to his bow. اینک جمیع ایشان باطلند و اعمال ایشان هیچ است و بتهای ریخته شده ایشان باد و بطالت است. bible_en_fa He pursued them, and passed safely; even by the way that he had not gone with his feet. اینک بنده من که او را دستگیری نمودم و برگزیده من که جانم از او خشنوداست، من روح خود را بر او می‌نهم تا انصاف رابرای امت‌ها صادر سازد. bible_en_fa Who hath wrought and done it, calling the generations from the beginning? I the LORD, the first, and with the last; I am he. او فریاد نخواهد زد وآواز خود را بلند نخواهد نمود و آن را درکوچه‌ها نخواهد شنوانید. bible_en_fa The isles saw it, and feared; the ends of the earth were afraid, drew near, and came. نی خرد شده رانخواهد شکست و فتیله ضعیف را خاموش نخواهد ساخت تا عدالت را به راستی صادرگرداند. bible_en_fa They helped every one his neighbour; and every one said to his brother, Be of good courage. او ضعیف نخواهد گردید و منکسرنخواهد شد تا انصاف را بر زمین قرار دهد وجزیره‌ها منتظر شریعت او باشند. bible_en_fa So the carpenter encouraged the goldsmith, and he that smootheth with the hammer him that smote the anvil, saying, It is ready for the sodering: and he fastened it with nails, that it should not be moved. خدا یهوه که آسمانها را آفرید و آنها را پهن کرد و زمین و نتایج آن را گسترانید و نفس را به قومی که در آن باشندو روح را بر آنانی که در آن سالکند می‌دهد چنین می‌گوید: bible_en_fa But thou, Israel, art my servant, Jacob whom I have chosen, the seed of Abraham my friend. «من که یهوه هستم تو را به عدالت خوانده‌ام و دست تو را گرفته، تو را نگاه خواهم داشت و تو را عهد قوم و نور امت‌ها خواهم گردانید. bible_en_fa Thou whom I have taken from the ends of the earth, and called thee from the chief men thereof, and said unto thee, Thou art my servant; I have chosen thee, and not cast thee away. تا چشمان کوران را بگشایی و اسیران را از زندان و نشینندگان در ظلمت را از محبس بیرون آوری. bible_en_fa Fear thou not; for I am with thee: be not dismayed; for I am thy God: I will strengthen thee; yea, I will help thee; yea, I will uphold thee with the right hand of my righteousness. من یهوه هستم و اسم من همین است. و جلال خود را به کسی دیگر و ستایش خویش را به بتهای تراشیده نخواهم داد. bible_en_fa Behold, all they that were incensed against thee shall be ashamed and confounded: they shall be as nothing; and they that strive with thee shall perish. اینک وقایع نخستین واقع شد و من از چیزهای نو اعلام می‌کنم و قبل از آنکه بوجود آید شما را از آنهاخبر می‌دهم.» bible_en_fa Thou shalt seek them, and shalt not find them, even them that contended with thee: they that war against thee shall be as nothing, and as a thing of nought. ‌ای شما که به دریا فرود می‌روید و ای آنچه در آن است! ای جزیره‌ها و ساکنان آنهاسرود نو را به خداوند و ستایش وی را از اقصای زمین بسرایید! bible_en_fa For I the LORD thy God will hold thy right hand, saying unto thee, Fear not; I will help thee. صحرا و شهرهایش وقریه هایی که اهل قیدار در آنها ساکن باشند آوازخود را بلند نمایند و ساکنان سالع ترنم نموده، ازقله کوهها نعره زنند! bible_en_fa Fear not, thou worm Jacob, and ye men of Israel; I will help thee, saith the LORD, and thy redeemer, the Holy One of Israel. برای خداوند جلال راتوصیف نمایند و تسبیح او را در جزیره هابخوانند! bible_en_fa Behold, I will make thee a new sharp threshing instrument having teeth: thou shalt thresh the mountains, and beat them small, and shalt make the hills as chaff. خداوند مثل جبار بیرون می‌آید ومانند مرد جنگی غیرت خویش را برمی انگیزاند. فریاد کرده، نعره خواهد زد و بر دشمنان خویش غلبه خواهد نمود. bible_en_fa Thou shalt fan them, and the wind shall carry them away, and the whirlwind shall scatter them: and thou shalt rejoice in the LORD, and shalt glory in the Holy One of Israel. از زمان قدیم خاموش وساکت مانده، خودداری نمودم. الان مثل زنی که می‌زاید نعره خواهم زد و دم زده آه خواهم کشید. bible_en_fa When the poor and needy seek water, and there is none, and their tongue faileth for thirst, I the LORD will hear them, I the God of Israel will not forsake them. کوهها و تلها را خراب کرده، تمامی گیاه آنها راخشک خواهم ساخت و نهرها را جزایر خواهم گردانید و برکه‌ها را خشک خواهم ساخت. bible_en_fa I will open rivers in high places, and fountains in the midst of the valleys: I will make the wilderness a pool of water, and the dry land springs of water. وکوران را به راهی که ندانسته‌اند رهبری نموده، ایشان را به طریق هایی که عارف نیستند هدایت خواهم نمود. ظلمت را پیش ایشان به نور و کجی را به راستی مبدل خواهم ساخت. این کارها را بجاآورده، ایشان را رها نخواهم نمود. bible_en_fa I will plant in the wilderness the cedar, the shittah tree, and the myrtle, and the oil tree; I will set in the desert the fir tree, and the pine, and the box tree together: آنانی که بربتهای تراشیده اعتماد دارند و به اصنام ریخته شده می‌گویند که خدایان ما شمایید به عقب برگردانیده، بسیار خجل خواهند شد. bible_en_fa That they may see, and know, and consider, and understand together, that the hand of the LORD hath done this, and the Holy One of Israel hath created it. ‌ای کران بشنوید و‌ای کوران نظر کنید تاببینید. bible_en_fa Produce your cause, saith the LORD; bring forth your strong reasons, saith the King of Jacob. کیست که مثل بنده من کور باشد وکیست که کر باشد مثل رسول من که می‌فرستم؟ bible_en_fa Let them bring them forth, and shew us what shall happen: let them shew the former things, what they be, that we may consider them, and know the latter end of them; or declare us things for to come. چیزهای بسیار می‌بینی اما نگاه نمی داری. گوشها را می‌گشاید لیکن خودنمی شنود. bible_en_fa Shew the things that are to come hereafter, that we may know that ye are gods: yea, do good, or do evil, that we may be dismayed, and behold it together. خداوند را به‌خاطر عدل خودپسند آمد که شریعت خویش را تعظیم و تکریم نماید. bible_en_fa Behold, ye are of nothing, and your work of nought: an abomination is he that chooseth you. لیکن اینان قوم غارت و تاراج شده‌اند وجمیع ایشان در حفره‌ها صید شده و در زندانهامخفی گردیده‌اند. ایشان غارت شده و رهاننده‌ای نیست. تاراج گشته و کسی نمی گوید که باز ده. bible_en_fa I have raised up one from the north, and he shall come: from the rising of the sun shall he call upon my name: and he shall come upon princes as upon morter, and as the potter treadeth clay. کیست در میان شما که به این گوش دهد وتوجه نموده، برای زمان آینده بشنود. bible_en_fa Who hath declared from the beginning, that we may know? and beforetime, that we may say, He is righteous? yea, there is none that sheweth, yea, there is none that declareth, yea, there is none that heareth your words. کیست که یعقوب را به تاراج و اسرائیل را به غارت تسلیم نمود؟ آیا خداوند نبود که به او گناه ورزیدیم چونکه ایشان به راههای او نخواستندسلوک نمایند و شریعت او را اطاعت ننمودند.بنابراین حدت غضب خود و شدت جنگ را برایشان ریخت و آن ایشان را از هر طرف مشتعل ساخت و ندانستند و ایشان را سوزانید اما تفکرننمودند. bible_en_fa The first shall say to Zion, Behold, behold them: and I will give to Jerusalem one that bringeth good tidings. بنابراین حدت غضب خود و شدت جنگ را برایشان ریخت و آن ایشان را از هر طرف مشتعل ساخت و ندانستند و ایشان را سوزانید اما تفکرننمودند. bible_en_fa For I beheld, and there was no man; even among them, and there was no counseller, that, when I asked of them, could answer a word. و الان خداوند که آفریننده تو‌ای یعقوب، و صانع تو‌ای اسرائیل است چنین می‌گوید: «مترس زیرا که من تو را فدیه دادم و تو را به اسمت خواندم پس تو از آن من هستی. bible_en_fa Behold, they are all vanity; their works are nothing: their molten images are wind and confusion. چون از آبها بگذری من با تو خواهم بود و چون از نهرها (عبورنمایی ) تو را فرونخواهند گرفت. وچون از میان آتش روی، سوخته نخواهی شد وشعله‌اش تو را نخواهد سوزانید. bible_en_fa Behold my servant, whom I uphold; mine elect, in whom my soul delighteth; I have put my spirit upon him: he shall bring forth judgment to the Gentiles. زیرا من یهوه خدای تو و قدوس اسرائیل نجات‌دهنده توهستم. مصر را فدیه تو ساختم و حبش و سبا را به عوض تو دادم. bible_en_fa He shall not cry, nor lift up, nor cause his voice to be heard in the street. چونکه در نظر من گرانبها و مکرم بودی و من تو را دوست می‌داشتم پس مردمان را به عوض تو و طوایف را در عوض جان تو تسلیم خواهم نمود. bible_en_fa A bruised reed shall he not break, and the smoking flax shall he not quench: he shall bring forth judgment unto truth. مترس زیرا که من با توهستم و ذریت تو را از مشرق خواهم آورد و تو رااز مغرب جمع خواهم نمود. bible_en_fa He shall not fail nor be discouraged, till he have set judgment in the earth: and the isles shall wait for his law. به شمال خواهم گفت که "بده " و به جنوب که "ممانعت مکن". پسران مرا از جای دور و دخترانم را از کرانهای زمین بیاور. bible_en_fa Thus saith God the LORD, he that created the heavens, and stretched them out; he that spread forth the earth, and that which cometh out of it; he that giveth breath unto the people upon it, and spirit to them that walk therein: یعنی هر‌که را به اسم من نامیده شودو او را به جهت جلال خویش آفریده و او رامصور نموده و ساخته باشم.» bible_en_fa I the LORD have called thee in righteousness, and will hold thine hand, and will keep thee, and give thee for a covenant of the people, for a light of the Gentiles; قومی را که چشم دارند اما کور هستند و گوش دارند اما کرمی باشند بیرون آور. bible_en_fa To open the blind eyes, to bring out the prisoners from the prison, and them that sit in darkness out of the prison house. جمیع امت‌ها با هم جمع شوند و قبیله‌ها فراهم آیند پس در میان آنهاکیست که از این خبر دهد و امور اولین را به مااعلام نماید. شهود خود را بیاورند تا تصدیق شوند یا استماع نموده، اقرار بکنند که این راست است. bible_en_fa I am the LORD: that is my name: and my glory will I not give to another, neither my praise to graven images. یهوه می‌گوید که «شما و بنده من که او رابرگزیده‌ام شهود من می‌باشید. تا دانسته، به من ایمان آورید و بفهمید که من او هستم و پیش از من خدایی مصور نشده و بعد از من هم نخواهد شد. bible_en_fa Behold, the former things are come to pass, and new things do I declare: before they spring forth I tell you of them. من، من یهوه هستم و غیر از من نجات‌دهنده‌ای نیست. bible_en_fa Sing unto the LORD a new song, and his praise from the end of the earth, ye that go down to the sea, and all that is therein; the isles, and the inhabitants thereof. من اخبار نموده و نجات داده‌ام و اعلام نموده و درمیان شما خدای غیر نبوده است. خداوند می‌گوید که شما شهود من هستید و من خدا هستم. bible_en_fa Let the wilderness and the cities thereof lift up their voice, the villages that Kedar doth inhabit: let the inhabitants of the rock sing, let them shout from the top of the mountains. و از امروز نیز من او می‌باشم وکسی‌که از دست من تواند رهانید نیست. من عمل خواهم نمود و کیست که آن را رد نماید؟» bible_en_fa Let them give glory unto the LORD, and declare his praise in the islands. خداوند که ولی شما و قدوس اسرائیل است چنین می‌گوید: «بخاطر شما به بابل فرستادم و همه ایشان را مثل فراریان فرود خواهم آورد وکلدانیان را نیز در کشتیهای وجد ایشان. bible_en_fa The LORD shall go forth as a mighty man, he shall stir up jealousy like a man of war: he shall cry, yea, roar; he shall prevail against his enemies. من خداوند قدوس شما هستم. آفریننده اسرائیل و پادشاه شما.» bible_en_fa I have long time holden my peace; I have been still, and refrained myself: now will I cry like a travailing woman; I will destroy and devour at once. خداوند که راهی در دریا و طریقی درآبهای عظیم می‌سازد چنین می‌گوید: bible_en_fa I will make waste mountains and hills, and dry up all their herbs; and I will make the rivers islands, and I will dry up the pools. «آنکه ارابه‌ها و اسبها و لشکر و قوت آن را بیرون می‌آورد، ایشان با هم خواهند خوابید و نخواهندبرخاست و منطفی شده، مثل فتیله خاموش خواهند شد. bible_en_fa And I will bring the blind by a way that they knew not; I will lead them in paths that they have not known: I will make darkness light before them, and crooked things straight. These things will I do unto them, and not forsake them. چیزهای اولین را بیاد نیاورید ودر امور قدیم تفکر ننمایید. bible_en_fa They shall be turned back, they shall be greatly ashamed, that trust in graven images, that say to the molten images, Ye are our gods. اینک من چیزنویی بوجود می‌آورم و آن الان بظهور می‌آید. آیاآن را نخواهید دانست؟ بدرستی که راهی دربیابان و نهرها در هامون قرار خواهم داد. bible_en_fa Hear, ye deaf; and look, ye blind, that ye may see. حیوانات صحرا گرگان و شترمرغها مرا تمجیدخواهند نمود چونکه آب در بیابان و نهرها درصحرا بوجود می‌آورم تا قوم خود و برگزیدگان خویش را سیراب نمایم. bible_en_fa Who is blind, but my servant? or deaf, as my messenger that I sent? who is blind as he that is perfect, and blind as the LORD's servant? این قوم را برای خودایجاد کردم تا تسبیح مرا بخوانند. bible_en_fa Seeing many things, but thou observest not; opening the ears, but he heareth not. اما تو‌ای یعقوب مرا نخواندی و تو‌ای اسرائیل از من به تنگ آمدی! bible_en_fa The LORD is well pleased for his righteousness' sake; he will magnify the law, and make it honourable. گوسفندان قربانی های سوختنی خود را برای من نیاوردی و به ذبایح خود مراتکریم ننمودی! به هدایا بندگی بر تو ننهادم و به بخور تو را به تنگ نیاوردم. bible_en_fa But this is a people robbed and spoiled; they are all of them snared in holes, and they are hid in prison houses: they are for a prey, and none delivereth; for a spoil, and none saith, Restore. نی معطر را به جهت من به نقره نخریدی و به پیه ذبایح خویش مرا سیر نساختی. بلکه به گناهان خود بر من بندگی نهادی و به خطایای خویش مرا به تنگ آوردی. bible_en_fa Who among you will give ear to this? who will hearken and hear for the time to come? من هستم من که بخاطر خود خطایای تو رامحو ساختم و گناهان تو را بیاد نخواهم آورد. bible_en_fa Who gave Jacob for a spoil, and Israel to the robbers? did not the LORD, he against whom we have sinned? for they would not walk in his ways, neither were they obedient unto his law. مرا یاد بده تا با هم محاکمه نماییم. حجت خودرا بیاور تا تصدیق شوی. bible_en_fa Therefore he hath poured upon him the fury of his anger, and the strength of battle: and it hath set him on fire round about, yet he knew not; and it burned him, yet he laid it not to heart. اجداد اولین تو گناه ورزیدند و واسطه های تو به من عاصی شدند.بنابراین من سروران قدس را بی‌احترام خواهم ساخت و یعقوب را به لعنت و اسرائیل را به دشنام تسلیم خواهم نمود. bible_en_fa But now thus saith the LORD that created thee, O Jacob, and he that formed thee, O Israel, Fear not: for I have redeemed thee, I have called thee by thy name; thou art mine. بنابراین من سروران قدس را بی‌احترام خواهم ساخت و یعقوب را به لعنت و اسرائیل را به دشنام تسلیم خواهم نمود. bible_en_fa When thou passest through the waters, I will be with thee; and through the rivers, they shall not overflow thee: when thou walkest through the fire, thou shalt not be burned; neither shall the flame kindle upon thee. اما الان‌ای بنده من یعقوب بشنو و‌ای اسرائیل که تو را برگزیده‌ام! bible_en_fa For I am the LORD thy God, the Holy One of Israel, thy Saviour: I gave Egypt for thy ransom, Ethiopia and Seba for thee. خداوندکه تو را آفریده و تو را از رحم بسرشت و معاون تو می‌باشد چنین می‌گوید: ای بنده من یعقوب مترس! و‌ای یشرون که تو را برگزیده‌ام! bible_en_fa Since thou wast precious in my sight, thou hast been honourable, and I have loved thee: therefore will I give men for thee, and people for thy life. اینک بر(زمین ) تشنه آب خواهم ریخت و نهرهابرخشک. روح خود را بر ذریت تو خواهم ریخت و برکت خویش را بر اولاد تو. bible_en_fa Fear not: for I am with thee: I will bring thy seed from the east, and gather thee from the west; و ایشان در میان سبزه‌ها، مثل درختان بید بر جویهای آب خواهندرویید. bible_en_fa I will say to the north, Give up; and to the south, Keep not back: bring my sons from far, and my daughters from the ends of the earth; یکی خواهد گفت که من از آن خداوندهستم و دیگری خویشتن را به نام یعقوب خواهدخواند و دیگری بدست خود برای خداوندخواهد نوشت و خویشتن را به نام اسرائیل ملقب خواهد ساخت. bible_en_fa Even every one that is called by my name: for I have created him for my glory, I have formed him; yea, I have made him. خداوند پادشاه اسرائیل و یهوه صبایوت که ولی ایشان است چنین می‌گوید: من اول هستم ومن آخر هستم و غیر از من خدایی نیست. bible_en_fa Bring forth the blind people that have eyes, and the deaf that have ears. و مثل من کیست که آن را اعلان کند و بیان نماید و آن راترتیب دهد، از زمانی که قوم قدیم را برقرارنمودم. پس چیزهای آینده و آنچه را که واقع خواهد شد اعلان بنمایند. bible_en_fa Let all the nations be gathered together, and let the people be assembled: who among them can declare this, and shew us former things? let them bring forth their witnesses, that they may be justified: or let them hear, and say, It is truth. ترسان و هراسان مباشید. آیا از زمان قدیم تو را اخبار و اعلام ننمودم و آیا شما شهود من نیستید؟ آیا غیر از من خدایی هست؟ البته صخره‌ای نیست و احدی را نمی شناسم.» bible_en_fa Ye are my witnesses, saith the LORD, and my servant whom I have chosen: that ye may know and believe me, and understand that I am he: before me there was no God formed, neither shall there be after me. آنانی که بتهای تراشیده می‌سازندجمیع باطلند و چیزهایی که ایشان می‌پسندندفایده‌ای ندارد و شهود ایشان نمی بینند ونمی دانند تا خجالت بکشند. bible_en_fa I, even I, am the LORD; and beside me there is no saviour. کیست که خدایی ساخته یا بتی ریخته باشد که نفعی ندارد؟ bible_en_fa I have declared, and have saved, and I have shewed, when there was no strange god among you: therefore ye are my witnesses, saith the LORD, that I am God. اینک جمیع یاران او خجل خواهند شد وصنعتگران از انسان می‌باشند. پس جمیع ایشان جمع شده، بایستند تا با هم ترسان و خجل گردند. bible_en_fa Yea, before the day was I am he; and there is none that can deliver out of my hand: I will work, and who shall let it? آهن را با تیشه می‌تراشد و آن را در زغال کار می‌کند و با چکش صورت می‌دهد و با قوت بازوی خویش آن را می‌سازد و نیز گرسنه شده، بی‌قوت می‌گردد و آب ننوشیده، ضعف بهم می‌رساند. bible_en_fa Thus saith the LORD, your redeemer, the Holy One of Israel; For your sake I have sent to Babylon, and have brought down all their nobles, and the Chaldeans, whose cry is in the ships. چوب را می‌تراشد و ریسمان راکشیده، با قلم آن را نشان می‌کند و با رنده آن راصاف می‌سازد و با پرگار نشان می‌کند پس آن را به شبیه انسان و به جمال آدمی می‌سازد تا در خانه ساکن شود. bible_en_fa I am the LORD, your Holy One, the creator of Israel, your King. سروهای آزاد برای خود قطع می‌کند و سندیان و بلوط را گرفته، آنها را ازدرختان جنگل برای خود اختیار می‌کند وشمشاد را غرس نموده، باران آن را نمو می‌دهد. bible_en_fa Thus saith the LORD, which maketh a way in the sea, and a path in the mighty waters; پس برای شخص به جهت سوخت بکارمی آید و از آن گرفته، خود را گرم می‌کند و آن راافروخته نان می‌پزد و خدایی ساخته، آن رامی پرستد و از آن بتی ساخته، پیش آن سجده می‌کند. bible_en_fa Which bringeth forth the chariot and horse, the army and the power; they shall lie down together, they shall not rise: they are extinct, they are quenched as tow. بعضی از آن را در آتش می‌سوزاند وبر بعضی گوشت پخته می‌خورد و کباب را برشته کرده، سیر می‌شود و گرم شده، می‌گوید: وه گرم شده، آتش را دیدم. bible_en_fa Remember ye not the former things, neither consider the things of old. و از بقیه آن خدایی یعنی بت خویش را می‌سازد و پیش آن سجده کرده، عبادت می‌کند و نزد آن دعا نموده، می‌گوید: مرا نجات بده چونکه تو خدای من هستی. bible_en_fa Behold, I will do a new thing; now it shall spring forth; shall ye not know it? I will even make a way in the wilderness, and rivers in the desert. ایشان نمی دانند و نمی فهمند زیرا که چشمان ایشان رابسته است تا نبینند و دل ایشان را تا تعقل ننمایند. bible_en_fa The beast of the field shall honour me, the dragons and the owls: because I give waters in the wilderness, and rivers in the desert, to give drink to my people, my chosen. و تفکر ننموده، معرفت و فطانتی ندارند تابگویند نصف آن را در آتش سوختیم و بر زغالش نیز نان پختیم و گوشت را کباب کرده، خوردیم پس آیا از بقیه آن بتی بسازیم و به تنه درخت سجده نماییم؟ bible_en_fa This people have I formed for myself; they shall shew forth my praise. خاکستر را خوراک خودمی سازد و دل فریب خورده او را گمراه می‌کند که جان خود را نتواند رهانید و فکر نمی نماید که آیادر دست راست من دروغ نیست. bible_en_fa But thou hast not called upon me, O Jacob; but thou hast been weary of me, O Israel. «ای یعقوب و‌ای اسرائیل اینها را بیادآورچونکه تو بنده من هستی. تو را سرشتم‌ای اسرائیل تو بنده من هستی از من فراموش نخواهی شد. bible_en_fa Thou hast not brought me the small cattle of thy burnt offerings; neither hast thou honoured me with thy sacrifices. I have not caused thee to serve with an offering, nor wearied thee with incense. تقصیرهای تو را مثل ابر غلیظ و گناهانت را مانند ابر محو ساختم. پس نزد من بازگشت نمازیرا تو را فدیه کرده‌ام. bible_en_fa Thou hast bought me no sweet cane with money, neither hast thou filled me with the fat of thy sacrifices: but thou hast made me to serve with thy sins, thou hast wearied me with thine iniquities. ‌ای آسمانها ترنم نمایید زیرا که خداوند این را کرده است! و‌ای اسفلهای زمین! فریاد برآورید و‌ای کوهها وجنگلها و هر درختی که در آنها باشد بسرایید! زیرا خداوند یعقوب را فدیه کرده است وخویشتن را در اسرائیل تمجید خواهد نمود.» bible_en_fa I, even I, am he that blotteth out thy transgressions for mine own sake, and will not remember thy sins. خداوند که ولی تو است و تو را از رحم سرشته است چنین می‌گوید: من یهوه هستم وهمه‌چیز را ساختم. آسمانها را به تنهایی گسترانیدم و زمین را پهن کردم و با من که بود. bible_en_fa Put me in remembrance: let us plead together: declare thou, that thou mayest be justified. آنکه آیات کاذبان را باطل می‌سازد وجادوگران را احمق می‌گرداند. و حکیمان رابعقب برمی گرداند و علم ایشان را به جهالت تبدیل می‌کند. bible_en_fa Thy first father hath sinned, and thy teachers have transgressed against me. که سخنان بندگان خود را برقرار می‌دارد و مشورت رسولان خویش را به انجام می‌رساند، که درباره اورشلیم می‌گویدمعمور خواهد شد و درباره شهرهای یهودا که بناخواهد شد و خرابی های آن را برپا خواهم داشت. bible_en_fa Therefore I have profaned the princes of the sanctuary, and have given Jacob to the curse, and Israel to reproaches. آنکه به لجه می‌گوید که خشک شو ونهرهایت را خشک خواهم ساخت.و درباره کورش می‌گوید که او شبان من است و تمامی مسرت مرا به اتمام خواهد رسانید و درباره اورشلیم می‌گوید بنا خواهد شد و درباره هیکل که بنیاد تو نهاده خواهد گشت.» bible_en_fa Yet now hear, O Jacob my servant; and Israel, whom I have chosen: و درباره کورش می‌گوید که او شبان من است و تمامی مسرت مرا به اتمام خواهد رسانید و درباره اورشلیم می‌گوید بنا خواهد شد و درباره هیکل که بنیاد تو نهاده خواهد گشت.» bible_en_fa Thus saith the LORD that made thee, and formed thee from the womb, which will help thee; Fear not, O Jacob, my servant; and thou, Jesurun, whom I have chosen. خداوند به مسیح خویش یعنی به کورش که دست راست او را گرفتم تا به حضور وی امت‌ها را مغلوب سازم و کمرهای پادشاهان را بگشایم تا درها را به حضور وی مفتوح نمایم و دروازه‌ها دیگر بسته نشود چنین می‌گوید bible_en_fa For I will pour water upon him that is thirsty, and floods upon the dry ground: I will pour my spirit upon thy seed, and my blessing upon thine offspring: که «من پیش روی تو خواهم خرامید وجایهای ناهموار را هموار خواهم ساخت. ودرهای برنجین را شکسته، پشت بندهای آهنین راخواهم برید. bible_en_fa And they shall spring up as among the grass, as willows by the water courses. و گنجهای ظلمت و خزاین مخفی را به تو خواهم بخشید تا بدانی که من یهوه که تو رابه اسمت خوانده‌ام خدای اسرائیل می‌باشم. bible_en_fa One shall say, I am the LORD's; and another shall call himself by the name of Jacob; and another shall subscribe with his hand unto the LORD, and surname himself by the name of Israel. به‌خاطر بنده خود یعقوب و برگزیده خویش اسرائیل، هنگامی که مرا نشناختی تو را به اسمت خواندم و ملقب ساختم. bible_en_fa Thus saith the LORD the King of Israel, and his redeemer the LORD of hosts; I am the first, and I am the last; and beside me there is no God. من یهوه هستم ودیگری نیست و غیر از من خدایی نی. من کمر تورا بستم هنگامی که مرا نشناختی. bible_en_fa And who, as I, shall call, and shall declare it, and set it in order for me, since I appointed the ancient people? and the things that are coming, and shall come, let them shew unto them. تا از مشرق آفتاب و مغرب آن بدانند که سوای من احدی نیست. من یهوه هستم و دیگری نی. bible_en_fa Fear ye not, neither be afraid: have not I told thee from that time, and have declared it? ye are even my witnesses. Is there a God beside me? yea, there is no God; I know not any. پدیدآورنده نور و آفریننده ظلمت. صانع سلامتی وآفریننده بدی. من یهوه صانع همه این چیزها هستم. bible_en_fa They that make a graven image are all of them vanity; and their delectable things shall not profit; and they are their own witnesses; they see not, nor know; that they may be ashamed. ‌ای آسمانها از بالا ببارانید تا افلاک عدالت را فرو ریزد و زمین بشکافد تا نجات وعدالت نمو کنند و آنها را با هم برویاند زیرا که من یهوه این را آفریده‌ام. bible_en_fa Who hath formed a god, or molten a graven image that is profitable for nothing? وای برکسی‌که با صانع خود چون سفالی با سفالهای زمین مخاصمه نماید. آیا کوزه به کوزه‌گر بگوید چه چیز راساختی؟ یا مصنوع تو درباره تو بگوید که اودست ندارد؟ bible_en_fa Behold, all his fellows shall be ashamed: and the workmen, they are of men: let them all be gathered together, let them stand up; yet they shall fear, and they shall be ashamed together. وای بر کسی‌که به پدر خودگوید: چه چیز را تولید نمودی و به زن که چه زاییدی. bible_en_fa The smith with the tongs both worketh in the coals, and fashioneth it with hammers, and worketh it with the strength of his arms: yea, he is hungry, and his strength faileth: he drinketh no water, and is faint. خداوند که قدوس اسرائیل و صانع آن می‌باشد چنین می‌گوید: درباره امور آینده ازمن سوال نمایید و پسران مرا و اعمال دستهای مرابه من تفویض نمایید. bible_en_fa The carpenter stretcheth out his rule; he marketh it out with a line; he fitteth it with planes, and he marketh it out with the compass, and maketh it after the figure of a man, according to the beauty of a man; that it may remain in the house. من زمین را ساختم وانسان را بر آن آفریدم. دستهای من آسمانها راگسترانید و من تمامی لشکرهای آنها را امرفرمودم. bible_en_fa He heweth him down cedars, and taketh the cypress and the oak, which he strengtheneth for himself among the trees of the forest: he planteth an ash, and the rain doth nourish it. من او را به عدالت برانگیختم و تمامی راههایش را راست خواهم ساخت. شهر مرا بناکرده، اسیرانم را آزاد خواهد نمود، اما نه برای قیمت و نه برای هدیه. یهوه صبایوت این رامی گوید.» bible_en_fa Then shall it be for a man to burn: for he will take thereof, and warm himself; yea, he kindleth it, and baketh bread; yea, he maketh a god, and worshippeth it; he maketh it a graven image, and falleth down thereto. خداوند چنین می‌گوید: «حاصل مصر وتجارت حبش و اهل سبا که مردان بلند قدمی باشند نزد تو عبور نموده، از آن تو خواهندبود. و تابع تو شده در زنجیرها خواهند آمد وپیش تو خم شده و نزد تو التماس نموده، خواهندگفت: البته خدا در تو است و دیگری نیست وخدایی نی.» bible_en_fa He burneth part thereof in the fire; with part thereof he eateth flesh; he roasteth roast, and is satisfied: yea, he warmeth himself, and saith, Aha, I am warm, I have seen the fire: ‌ای خدای اسرائیل و نجات‌دهنده یقین خدایی هستی که خود را پنهان می‌کنی. bible_en_fa And the residue thereof he maketh a god, even his graven image: he falleth down unto it, and worshippeth it, and prayeth unto it, and saith, Deliver me; for thou art my god. جمیع ایشان خجل و رسوا خواهندشد و آنانی که بتها می‌سازند با هم به رسوایی خواهند رفت. bible_en_fa They have not known nor understood: for he hath shut their eyes, that they cannot see; and their hearts, that they cannot understand. اما اسرائیل به نجات جاودانی از خداوند ناجی خواهند شد و تا ابدالاباد خجل و رسوا نخواهند گردید. bible_en_fa And none considereth in his heart, neither is there knowledge nor understanding to say, I have burned part of it in the fire; yea, also I have baked bread upon the coals thereof; I have roasted flesh, and eaten it: and shall I make the residue thereof an abomination? shall I fall down to the stock of a tree? زیرا یهوه آفریننده آسمان که خدا است که زمین را سرشت و ساخت و آن را استوار نمود و آن را عبث نیافرید بلکه به جهت سکونت مصور نمود چنین می‌گوید: «من یهوه هستم و دیگری نیست. bible_en_fa He feedeth on ashes: a deceived heart hath turned him aside, that he cannot deliver his soul, nor say, Is there not a lie in my right hand? در خفا و درجایی از زمین تاریک تکلم ننمودم. و به ذریه یعقوب نگفتم که مرا عبث بطلبید. من یهوه به عدالت سخن می‌گویم و چیزهای راست را اعلان می‌نمایم. bible_en_fa Remember these, O Jacob and Israel; for thou art my servant: I have formed thee; thou art my servant: O Israel, thou shalt not be forgotten of me. ‌ای رهاشدگان از امت‌ها جمع شده، بیایید و با هم نزدیک شوید. آنانی که چوب بتهای خود را برمی دارند و نزد خدایی که نتواند رهانیددعا می‌نمایند معرفت ندارند. bible_en_fa I have blotted out, as a thick cloud, thy transgressions, and, as a cloud, thy sins: return unto me; for I have redeemed thee. پس اعلان نموده، ایشان را نزدیک آورید تا با یکدیگرمشورت نمایند. کیست که این را از ایام قدیم اعلان نموده و از زمان سلف اخبار کرده است؟ آیا نه من که یهوه هستم و غیر از من خدایی دیگرنیست؟ خدای عادل و نجات‌دهنده و سوای من نیست. bible_en_fa Sing, O ye heavens; for the LORD hath done it: shout, ye lower parts of the earth: break forth into singing, ye mountains, O forest, and every tree therein: for the LORD hath redeemed Jacob, and glorified himself in Israel. ‌ای جمیع کرانه های زمین به من توجه نمایید و نجات یابید زیرا من خدا هستم و دیگری نیست. bible_en_fa Thus saith the LORD, thy redeemer, and he that formed thee from the womb, I am the LORD that maketh all things; that stretcheth forth the heavens alone; that spreadeth abroad the earth by myself; به ذات خود قسم خوردم و این کلام به عدالت از دهانم صادر گشته برنخواهد گشت که هر زانو پیش من خم خواهد شد و هر زبان به من قسم خواهد خورد.و مرا خواهند گفت عدالت و قوت فقط در خداوند می‌باشد» و بسوی او خواهند آمد و همگانی که به او خشمناکندخجل خواهند گردید. و تمامی ذریت اسرائیل در خداوند عادل شمرده شده، فخر خواهندکرد. bible_en_fa That frustrateth the tokens of the liars, and maketh diviners mad; that turneth wise men backward, and maketh their knowledge foolish; و مرا خواهند گفت عدالت و قوت فقط در خداوند می‌باشد» و بسوی او خواهند آمد و همگانی که به او خشمناکندخجل خواهند گردید. و تمامی ذریت اسرائیل در خداوند عادل شمرده شده، فخر خواهندکرد. bible_en_fa That confirmeth the word of his servant, and performeth the counsel of his messengers; that saith to Jerusalem, Thou shalt be inhabited; and to the cities of Judah, Ye shall be built, and I will raise up the decayed places thereof: بیل خم شده و نبو منحنی گردیده بتهای آنها بر حیوانات و بهایم نهاده شد. آنهایی که شما برمی داشتید حمل گشته و بارحیوانات ضعیف شده است. bible_en_fa That saith to the deep, Be dry, and I will dry up thy rivers: آنها جمیع منحنی و خم شده، آن بار را نمی توانند رهانیدبلکه خود آنها به اسیری می‌روند. bible_en_fa That saith of Cyrus, He is my shepherd, and shall perform all my pleasure: even saying to Jerusalem, Thou shalt be built; and to the temple, Thy foundation shall be laid. ‌ای خاندان یعقوب و تمامی بقیه خاندان اسرائیل که از بطن برمن حمل شده و از رحم برداشته من بوده‌اید! bible_en_fa Thus saith the LORD to his anointed, to Cyrus, whose right hand I have holden, to subdue nations before him; and I will loose the loins of kings, to open before him the two leaved gates; and the gates shall not be shut; وتا به پیری شما من همان هستم و تا به شیخوخیت من شما را خواهم برداشت. من آفریدم و من برخواهم داشت و من حمل کرده، خواهم رهانید. bible_en_fa I will go before thee, and make the crooked places straight: I will break in pieces the gates of brass, and cut in sunder the bars of iron: مرا با که شبیه و مساوی می‌سازید و مرا با که مقابل می‌نمایید تا مشابه شویم؟ bible_en_fa And I will give thee the treasures of darkness, and hidden riches of secret places, that thou mayest know that I, the LORD, which call thee by thy name, am the God of Israel. آنانی که طلا رااز کیسه می‌ریزند و نقره را به میزان می‌سنجند، زرگری را اجیر می‌کنند تا خدایی از آن بسازدپس سجده کرده، عبادت نیز می‌نمایند. bible_en_fa For Jacob my servant's sake, and Israel mine elect, I have even called thee by thy name: I have surnamed thee, though thou hast not known me. آن را بردوش برداشته، می‌برند و به‌جایش می‌گذارند و اومی ایستد و از جای خود حرکت نمی تواند کرد. نزد او استغاثه هم می‌نمایند اما جواب نمی دهد وایشان را از تنگی ایشان نتواند رهانید. bible_en_fa I am the LORD, and there is none else, there is no God beside me: I girded thee, though thou hast not known me: این را بیاد آورید و مردانه بکوشید. و‌ای عاصیان آن را در دل خود تفکر نمایید! bible_en_fa That they may know from the rising of the sun, and from the west, that there is none beside me. I am the LORD, and there is none else. چیزهای اول را از زمان قدیم به یاد آورید. زیرا من قادرمطلق هستم و دیگری نیست. خدا هستم و نظیرمن نی. bible_en_fa I form the light, and create darkness: I make peace, and create evil: I the LORD do all these things. آخر را از ابتدا و آنچه را که واقع نشده از قدیم بیان می‌کنم و می‌گویم که اراده من برقرارخواهد ماند و تمامی مسرت خویش را بجاخواهم آورد. bible_en_fa Drop down, ye heavens, from above, and let the skies pour down righteousness: let the earth open, and let them bring forth salvation, and let righteousness spring up together; I the LORD have created it. مرغ شکاری را از مشرق و هم مشورت خویش را از جای دور می‌خوانم. من گفتم و البته بجا خواهم آورد و تقدیر نمودم والبته به وقوع خواهم رسانید. bible_en_fa Woe unto him that striveth with his Maker! Let the potsherd strive with the potsherds of the earth. Shall the clay say to him that fashioneth it, What makest thou? or thy work, He hath no hands? ‌ای سختدلان که از عدالت دور هستید مرا بشنوید.عدالت خودرا نزدیک آوردم و دور نمی باشد و نجات من تاخیر نخواهد نمود و نجات را به جهت اسرائیل که جلال من است در صهیون خواهم گذاشت. bible_en_fa Woe unto him that saith unto his father, What begettest thou? or to the woman, What hast thou brought forth? عدالت خودرا نزدیک آوردم و دور نمی باشد و نجات من تاخیر نخواهد نمود و نجات را به جهت اسرائیل که جلال من است در صهیون خواهم گذاشت. bible_en_fa Thus saith the LORD, the Holy One of Israel, and his Maker, Ask me of things to come concerning my sons, and concerning the work of my hands command ye me. ای باکره دختر بابل فرود شده، بر خاک بنشین و‌ای دختر کلدانیان بر زمین بی‌کرسی بنشین زیرا تو را دیگر نازنین و لطیف نخواهند خواهند. bible_en_fa I have made the earth, and created man upon it: I, even my hands, have stretched out the heavens, and all their host have I commanded. دستاس را گرفته، آرد را خردکن. نقاب را برداشته، دامنت را بر کش و ساقها رابرهنه کرده، از نهرها عبور کن. bible_en_fa I have raised him up in righteousness, and I will direct all his ways: he shall build my city, and he shall let go my captives, not for price nor reward, saith the LORD of hosts. عورت تو کشف شده، رسوایی تو ظاهر خواهد شد. من انتقام کشیده، بر احدی شفقت نخواهم نمود. bible_en_fa Thus saith the LORD, The labour of Egypt, and merchandise of Ethiopia and of the Sabeans, men of stature, shall come over unto thee, and they shall be thine: they shall come after thee; in chains they shall come over, and they shall fall down unto thee, they shall make supplication unto thee, saying, Surely God is in thee; and there is none else, there is no God. و امانجات‌دهنده ما اسم او یهوه صبایوت و قدوس اسرائیل می‌باشد. bible_en_fa Verily thou art a God that hidest thyself, O God of Israel, the Saviour. ‌ای دختر کلدانیان خاموش بنشین و به ظلمت داخل شو زیرا که دیگر تو راملکه ممالک نخواهند خواند. bible_en_fa They shall be ashamed, and also confounded, all of them: they shall go to confusion together that are makers of idols. بر قوم خود خشم نموده و میراث خویش را بی‌حرمت کرده، ایشان را به‌دست تو تسلیم نمودم. بر ایشان رحمت نکرده، یوغ خود را بر پیران بسیار سنگین ساختی. bible_en_fa But Israel shall be saved in the LORD with an everlasting salvation: ye shall not be ashamed nor confounded world without end. و گفتی تا به ابد ملکه خواهم بود. و این چیزها رادر دل خود جا ندادی و عاقبت آنها را به یادنیاوردی. bible_en_fa For thus saith the LORD that created the heavens; God himself that formed the earth and made it; he hath established it, he created it not in vain, he formed it to be inhabited: I am the LORD; and there is none else. پس الان‌ای که در عشرت بسر می‌بری و دراطمینان ساکن هستی این را بشنو. ای که در دل خود می‌گویی من هستم و غیر از من دیگری نیست و بیوه نخواهم شد و بی‌اولادی را نخواهم دانست. bible_en_fa I have not spoken in secret, in a dark place of the earth: I said not unto the seed of Jacob, Seek ye me in vain: I the LORD speak righteousness, I declare things that are right. پس این دو چیز یعنی بی‌اولادی وبیوگی بغته در یکروز به تو عارض خواهد شد و باوجود کثرت سحر تو و افراط افسونگری زیاد توآنها بشدت بر تو استیلا خواهد یافت. bible_en_fa Assemble yourselves and come; draw near together, ye that are escaped of the nations: they have no knowledge that set up the wood of their graven image, and pray unto a god that cannot save. زیرا که بر شرارت خود اعتماد نموده، گفتی کسی نیست که مرا بیند. و حکمت و علم تو، تو را گمراه ساخت و در دل خود گفتی: من هستم و غیر از من دیگری نیست. bible_en_fa Tell ye, and bring them near; yea, let them take counsel together: who hath declared this from ancient time? who hath told it from that time? have not I the LORD? and there is no God else beside me; a just God and a Saviour; there is none beside me. پس بلایی که افسون آن رانخواهی دانست بر تو عارض خواهد شد ومصیبتی که به دفع آن قادر نخواهی شد تو را فروخواهد گرفت و هلاکتی که ندانسته‌ای ناگهان برتو استیلا خواهد یافت. bible_en_fa Look unto me, and be ye saved, all the ends of the earth: for I am God, and there is none else. پس در افسونگری خود و کثرت سحر خویش که در آنها ازطفولیت مشقت کشیده‌ای قائم باش شاید که منفعت توانی برد و شاید که غالب توانی شد. bible_en_fa I have sworn by myself, the word is gone out of my mouth in righteousness, and shall not return, That unto me every knee shall bow, every tongue shall swear. از فراوانی مشورتهایت خسته شده‌ای پس تقسیم کنندگان افلاک و رصد بندان کواکب وآنانی که در غره ماهها اخبار می‌دهند بایستند وتو را از آنچه بر تو واقع شدنی است نجات دهند. bible_en_fa Surely, shall one say, in the LORD have I righteousness and strength: even to him shall men come; and all that are incensed against him shall be ashamed. اینک مثل کاهبن شده، آتش ایشان را خواهدسوزانید که خویشتن را از سورت زبانه آن نخواهند رهانید و آن اخگری که خود را نزد آن گرم سازند و آتشی که در برابرش بنشینندنخواهد بود.آنانی که از ایشان مشقت کشیدی برای تو چنین خواهند شد و آنانی که از طفولیت با تو تجارت می‌کردند هر کس بجای خود آواره خواهد گردید و کسی‌که تو را رهایی دهدنخواهد بود. bible_en_fa In the LORD shall all the seed of Israel be justified, and shall glory. آنانی که از ایشان مشقت کشیدی برای تو چنین خواهند شد و آنانی که از طفولیت با تو تجارت می‌کردند هر کس بجای خود آواره خواهد گردید و کسی‌که تو را رهایی دهدنخواهد بود. bible_en_fa Bel boweth down, Nebo stoopeth, their idols were upon the beasts, and upon the cattle: your carriages were heavy loaden; they are a burden to the weary beast. ای خاندان یعقوب که به نام اسرائیل مسمی هستید و از آب یهودا صادرشده‌اید، و به اسم یهوه قسم می‌خورید و خدای اسرائیل را ذکر می‌نمایید، اما نه به صداقت وراستی، این را بشنوید. bible_en_fa They stoop, they bow down together; they could not deliver the burden, but themselves are gone into captivity. زیرا که خویشتن را ازشهر مقدس می‌خوانند و بر خدای اسرائیل که اسمش یهوه صبایوت است اعتماد می‌دارند. bible_en_fa Hearken unto me, O house of Jacob, and all the remnant of the house of Israel, which are borne by me from the belly, which are carried from the womb: چیزهای اول را از قدیم اخبار کردم و از دهان من صادر شده، آنها را اعلام نمودم بغته به عمل آوردم و واقع شد. bible_en_fa And even to your old age I am he; and even to hoar hairs will I carry you: I have made, and I will bear; even I will carry, and will deliver you. چونکه دانستم که تو سخت دل هستی و گردنت بند آهنین و پیشانی تو برنجین است. bible_en_fa To whom will ye liken me, and make me equal, and compare me, that we may be like? بنابراین تو را از قدیم مخبر ساختم و قبل از وقوع تو را اعلام نمودم. مبادا بگویی که بت من آنها را بجا آورده و بت تراشیده و صنم ریخته شده من آنها را امر فرموده است. bible_en_fa They lavish gold out of the bag, and weigh silver in the balance, and hire a goldsmith; and he maketh it a god: they fall down, yea, they worship. چونکه همه این چیزها را شنیدی آنها را ملاحظه نما. پس آیاشما اعتراف نخواهید کرد، و از این زمان چیزهای تازه را به شما اعلام نمودم و چیزهای مخفی را که ندانسته بودید. bible_en_fa They bear him upon the shoulder, they carry him, and set him in his place, and he standeth; from his place shall he not remove: yea, one shall cry unto him, yet can he not answer, nor save him out of his trouble. در این زمان و نه در ایام قدیم آنها آفریده شد و قبل از امروز آنها را نشنیده بودی مبادا بگویی اینک این چیزها را می‌دانستم. bible_en_fa Remember this, and shew yourselves men: bring it again to mind, O ye transgressors. البته نشنیده و هر آینه ندانسته و البته گوش توقبل از این باز نشده بود. زیرا می‌دانستم که بسیارخیانتکار هستی و از رحم (مادرت ) عاصی خوانده شدی. bible_en_fa Remember the former things of old: for I am God, and there is none else; I am God, and there is none like me, به‌خاطر اسم خود غضب خویش را به تاخیر خواهم‌انداخت و به‌خاطرجلال خویش بر تو شفقت خواهم کرد تا تو رامنقطع نسازم. bible_en_fa Declaring the end from the beginning, and from ancient times the things that are not yet done, saying, My counsel shall stand, and I will do all my pleasure: اینک تو را قال گذاشتم اما نه مثل نقره و تو را در کوره مصیبت آزمودم. bible_en_fa Calling a ravenous bird from the east, the man that executeth my counsel from a far country: yea, I have spoken it, I will also bring it to pass; I have purposed it, I will also do it. به خاطر ذات خود، به‌خاطر ذات خود این رامی کنم زیرا که اسم من چرا باید بی‌حرمت شود وجلال خویش را به دیگری نخواهم داد. bible_en_fa Hearken unto me, ye stouthearted, that are far from righteousness: ‌ای یعقوب و‌ای دعوت شده من اسرائیل بشنو! من او هستم! من اول هستم و آخر هستم! bible_en_fa I bring near my righteousness; it shall not be far off, and my salvation shall not tarry: and I will place salvation in Zion for Israel my glory. به تحقیق دست من بنیاد زمین را نهاد و دست راست من آسمانها را گسترانید. وقتی که آنها رامی خوانم با هم برقرار می‌باشند. bible_en_fa Come down, and sit in the dust, O virgin daughter of Babylon, sit on the ground: there is no throne, O daughter of the Chaldeans: for thou shalt no more be called tender and delicate. پس همگی شما جمع شده، بشنوید کیست از ایشان که اینهارا اخبار کرده باشد. خداوند او را دوست می‌دارد، پس مسرت خود را بر بابل بجا خواهد آورد وبازوی او بر کلدانیان فرود خواهد آمد. bible_en_fa Take the millstones, and grind meal: uncover thy locks, make bare the leg, uncover the thigh, pass over the rivers. من تکلم نمودم و من او را خواندم و او را آوردم تا راه خود را کامران سازد. bible_en_fa Thy nakedness shall be uncovered, yea, thy shame shall be seen: I will take vengeance, and I will not meet thee as a man. به من نزدیک شده، این رابشنوید. از ابتدا در خفا تکلم ننمودم و از زمانی که این واقع شد من در آنجا هستم و الان خداوندیهوه مرا و روح خود را فرستاده است. bible_en_fa As for our redeemer, the LORD of hosts is his name, the Holy One of Israel. خداوندکه ولی تو و قدوس اسرائیل است چنین می‌گوید: «من یهوه خدای تو هستم و تو را تعلیم می‌دهم تاسود ببری و تو را به راهی که باید بروی هدایت می‌نمایم. bible_en_fa Sit thou silent, and get thee into darkness, O daughter of the Chaldeans: for thou shalt no more be called, The lady of kingdoms. کاش که به اوامر من گوش می‌دادی، آنگاه سلامتی تو مثل نهر و عدالت تو مانند امواج دریا می‌بود. bible_en_fa I was wroth with my people, I have polluted mine inheritance, and given them into thine hand: thou didst shew them no mercy; upon the ancient hast thou very heavily laid thy yoke. آنگاه ذریت تو مثل ریگ و ثمره صلب تو مانند ذرات آن می‌بود و نام او از حضورمن منقطع و هلاک نمی گردید.» bible_en_fa And thou saidst, I shall be a lady for ever: so that thou didst not lay these things to thy heart, neither didst remember the latter end of it. از بابل بیرون شده، از میان کلدانیان بگریزید و این را به آواز ترنم اخبار و اعلام نماییدو آن را تا اقصای زمین شایع ساخته، بگویید که خداوند بنده خود یعقوب را فدیه داده است. bible_en_fa Therefore hear now this, thou that art given to pleasures, that dwellest carelessly, that sayest in thine heart, I am, and none else beside me; I shall not sit as a widow, neither shall I know the loss of children: وتشنه نخواهند شد اگر‌چه ایشان را در ویرانه هارهبری نماید، زیرا که آب از صخره برای ایشان جاری خواهد ساخت و صخره را خواهدشکافت تا آبها بجوشد.و خداوند می‌گوید که برای شریران سلامتی نخواهد بود. bible_en_fa But these two things shall come to thee in a moment in one day, the loss of children, and widowhood: they shall come upon thee in their perfection for the multitude of thy sorceries, and for the great abundance of thine enchantments. و خداوند می‌گوید که برای شریران سلامتی نخواهد بود. bible_en_fa For thou hast trusted in thy wickedness: thou hast said, None seeth me. Thy wisdom and thy knowledge, it hath perverted thee; and thou hast said in thine heart, I am, and none else beside me. ای جزیره‌ها از من بشنوید! و‌ای طوایف از جای دور گوش دهید! خداوند مرا از رحم دعوت کرده واز احشای مادرم اسم مرا ذکر نموده است. bible_en_fa Therefore shall evil come upon thee; thou shalt not know from whence it riseth: and mischief shall fall upon thee; thou shalt not be able to put it off: and desolation shall come upon thee suddenly, which thou shalt not know. و دهان مرا مثل شمشیر تیز ساخته، مرا زیر سایه دست خودپنهان کرده است. و مرا تیر صیقلی ساخته درترکش خود مخفی نموده است. bible_en_fa Stand now with thine enchantments, and with the multitude of thy sorceries, wherein thou hast laboured from thy youth; if so be thou shalt be able to profit, if so be thou mayest prevail. و مرا گفت: ای اسرائیل تو بنده من هستی که از تو خویشتن راتمجید نموده‌ام! bible_en_fa Thou art wearied in the multitude of thy counsels. Let now the astrologers, the stargazers, the monthly prognosticators, stand up, and save thee from these things that shall come upon thee. اما من گفتم که عبث زحمت کشیدم و قوت خود را بی‌فایده و باطل صرف کردم لیکن حق من با خداوند و اجرت من با خدای من می‌باشد. bible_en_fa Behold, they shall be as stubble; the fire shall burn them; they shall not deliver themselves from the power of the flame: there shall not be a coal to warm at, nor fire to sit before it. و الان خداوند که مرا از رحم برای بندگی خویش سرشت تا یعقوب را نزد اوبازآورم و تا اسرائیل نزد وی جمع شوند می‌گوید(و در نظر خداوند محترم هستم و خدای من قوت من است ). bible_en_fa Thus shall they be unto thee with whom thou hast laboured, even thy merchants, from thy youth: they shall wander every one to his quarter; none shall save thee. پس می‌گوید: این چیز قلیلی است که بنده من بشوی تا اسباط یعقوب را برپاکنی و ناجیان اسرائیل را باز آوری. بلکه تو را نورامت‌ها خواهم گردانید و تا اقصای زمین نجات من خواهی بود. bible_en_fa Hear ye this, O house of Jacob, which are called by the name of Israel, and are come forth out of the waters of Judah, which swear by the name of the LORD, and make mention of the God of Israel, but not in truth, nor in righteousness. خداوند که ولی و قدوس اسرائیل می‌باشد به او که نزد مردم محقر و نزد امت ها مکروه و بنده حاکمان است چنین می‌گوید: پادشاهان دیده برپا خواهند شد و سروران سجده خواهند نمود، به‌سبب خداوند که امین است وقدوس اسرائیل که تو را برگزیده است. bible_en_fa For they call themselves of the holy city, and stay themselves upon the God of Israel; The LORD of hosts is his name. خداوند چنین می‌گوید: «در زمان رضامندی تو را اجابت نمودم و در روز نجات تو را اعانت کردم. و تو را حفظ نموده عهد قوم خواهم ساخت تا زمین را معمور سازی و نصیب های خراب شده را (به ایشان ) تقسیم نمایی. bible_en_fa I have declared the former things from the beginning; and they went forth out of my mouth, and I shewed them; I did them suddenly, and they came to pass. و به اسیران بگویی: بیرون روید و به آنانی که درظلمتند خویشتن را ظاهر سازید. و ایشان درراهها خواهند چرید و مرتعهای ایشان بر همه صحراهای کوهی خواهد بود. bible_en_fa Because I knew that thou art obstinate, and thy neck is an iron sinew, and thy brow brass; گرسنه و تشنه نخواهند بود و حرارت و آفتاب به ایشان ضررنخواهد رسانید زیرا آنکه بر ایشان ترحم داردایشان را هدایت خواهد کرد و نزد چشمه های آب ایشان را رهبری خواهد نمود. bible_en_fa I have even from the beginning declared it to thee; before it came to pass I shewed it thee: lest thou shouldest say, Mine idol hath done them, and my graven image, and my molten image, hath commanded them. و تمامی کوههای خود را طریق‌ها خواهم ساخت وراههای من بلند خواهد شد. bible_en_fa Thou hast heard, see all this; and will not ye declare it? I have shewed thee new things from this time, even hidden things, and thou didst not know them. اینک بعضی ازجای دور خواهند آمد و بعضی از شمال و ازمغرب و بعضی از دیار سینیم.» bible_en_fa They are created now, and not from the beginning; even before the day when thou heardest them not; lest thou shouldest say, Behold, I knew them. ‌ای آسمانهاترنم کنید! و‌ای زمین وجد نما! و‌ای کوهها آوازشادمانی دهید! زیرا خداوند قوم خود را تسلی می‌دهد و بر مظلومان خود ترحم می‌فرماید. bible_en_fa Yea, thou heardest not; yea, thou knewest not; yea, from that time that thine ear was not opened: for I knew that thou wouldest deal very treacherously, and wast called a transgressor from the womb. اما صهیون می‌گوید: «یهوه مرا ترک نموده و خداوند مرا فراموش کرده است.» bible_en_fa For my name's sake will I defer mine anger, and for my praise will I refrain for thee, that I cut thee not off. آیا زن بچه شیر خواره خود را فراموش کرده بر پسر رحم خویش ترحم ننماید؟ اینان فراموش می‌کنند امامن تو را فراموش نخواهم نمود. bible_en_fa Behold, I have refined thee, but not with silver; I have chosen thee in the furnace of affliction. اینک تو را برکف دستهای خود نقش نمودم و حصارهایت دائم در نظر من است. bible_en_fa For mine own sake, even for mine own sake, will I do it: for how should my name be polluted? and I will not give my glory unto another. پسرانت به تعجیل خواهند آمد و آنانی که تو را خراب و ویران کردند از تو بیرون خواهند رفت. bible_en_fa Hearken unto me, O Jacob and Israel, my called; I am he; I am the first, I also am the last. چشمان خودرا به هر طرف بلند کرده، ببین جمیع اینها جمع شده، نزد تو می‌آیند. خداوند می‌گوید: «به حیات خودم قسم که خود را به جمیع اینها مثل زیورملبس خواهی ساخت و مثل عروس خویشتن رابه آنها خواهی آراست. bible_en_fa Mine hand also hath laid the foundation of the earth, and my right hand hath spanned the heavens: when I call unto them, they stand up together. زیرا خرابه‌ها وویرانه های تو و زمین تو که تباه شده بود، اما الان تو از کثرت ساکنان تنگ خواهی شد و هلاک کنندگانت دور خواهند گردید. bible_en_fa All ye, assemble yourselves, and hear; which among them hath declared these things? The LORD hath loved him: he will do his pleasure on Babylon, and his arm shall be on the Chaldeans. پسران تو که بی‌اولاد می‌بودی در سمع تو (به یکدیگر)خواهند گفت: این مکان برای من تنگ است، مراجایی بده تا ساکن شوم. bible_en_fa I, even I, have spoken; yea, I have called him: I have brought him, and he shall make his way prosperous. و تو دردل خودخواهی گفت: کیست که اینها را برای من زاییده است و حال آنکه من بی‌اولاد و نازاد و جلای وطن و متروک می‌بودم. پس کیست که اینها راپرورش داد. اینک من به تنهایی ترک شده بودم پس اینها کجا بودند؟» bible_en_fa Come ye near unto me, hear ye this; I have not spoken in secret from the beginning; from the time that it was, there am I: and now the Lord GOD, and his Spirit, hath sent me. خداوند یهوه چنین می‌گوید: «اینک من دست خود را بسوی امت هادراز خواهم کرد و علم خویش را بسوی قوم هاخواهم برافراشت. و ایشان پسرانت را درآغوش خود خواهند‌آورد و دخترانت بر دوش ایشان برداشته خواهند شد. bible_en_fa Thus saith the LORD, thy Redeemer, the Holy One of Israel; I am the LORD thy God which teacheth thee to profit, which leadeth thee by the way that thou shouldest go. و پادشاهان لالاهای تو و ملکه های ایشان دایه های توخواهند بود و نزد تو رو به زمین افتاده، خاک پای تو را خواهند لیسید و تو خواهی دانست که من یهوه هستم و آنانی که منتظر من باشند خجل نخواهند گردید. bible_en_fa O that thou hadst hearkened to my commandments! then had thy peace been as a river, and thy righteousness as the waves of the sea: آیا غنیمت از جبار گرفته شود یا اسیران ازمرد قاهر رهانیده گردند. bible_en_fa Thy seed also had been as the sand, and the offspring of thy bowels like the gravel thereof; his name should not have been cut off nor destroyed from before me. زیرا خداوند چنین می‌گوید: «اسیران نیز از جبار گرفته خواهند شد وغنیمت از دست ستم پیشه رهانیده خواهدگردید. زیرا که من با دشمنان تو مقاومت خواهم نمود و من پسران تو را نجات خواهم داد.و به آنانی که بر تو ظلم نمایند گوشت خودشان راخواهم خورانید و به خون خود مثل شراب مست خواهند شد و تمامی بشر خواهند دانست که من یهوه نجات‌دهنده تو و ولی تو و قدیر یعقوب هستم.» bible_en_fa Go ye forth of Babylon, flee ye from the Chaldeans, with a voice of singing declare ye, tell this, utter it even to the end of the earth; say ye, The LORD hath redeemed his servant Jacob. و به آنانی که بر تو ظلم نمایند گوشت خودشان راخواهم خورانید و به خون خود مثل شراب مست خواهند شد و تمامی بشر خواهند دانست که من یهوه نجات‌دهنده تو و ولی تو و قدیر یعقوب هستم.» bible_en_fa And they thirsted not when he led them through the deserts: he caused the waters to flow out of the rock for them: he clave the rock also, and the waters gushed out. خداوند چنین می‌گوید: «طلاق نامه مادر شما که او را طلاق دادم کجااست؟ یا کیست از طلبکاران من که شما را به اوفروختم؟ اینک شما به‌سبب گناهان خود فروخته شدید و مادر شما به جهت تقصیرهای شما طلاق داده شد. bible_en_fa There is no peace, saith the LORD, unto the wicked. چون آمدم چرا کسی نبود؟ و چون ندا کردم چرا کسی جواب نداد؟ آیا دست من به هیچ وجه کوتاه شده که نتواند نجات دهد یا درمن قدرتی نیست که رهایی دهم؟ اینک به عتاب خود دریا را خشک می‌کنم و نهرها رابیابان می‌سازم که ماهی آنها از بی‌آبی متعفن شود و از تشنگی بمیرد. bible_en_fa Listen, O isles, unto me; and hearken, ye people, from far; The LORD hath called me from the womb; from the bowels of my mother hath he made mention of my name. آسمان را به ظلمت ملبس می‌سازم و پلاس را پوشش آن می‌گردانم.» bible_en_fa And he hath made my mouth like a sharp sword; in the shadow of his hand hath he hid me, and made me a polished shaft; in his quiver hath he hid me; خداوند یهوه زبان تلامیذ را به من داده است تا بدانم که چگونه خستگان را به کلام تقویت دهم. هر بامداد بیدار می‌کند. گوش مرا بیدارمی کند تا مثل تلامیذ بشنوم. bible_en_fa And said unto me, Thou art my servant, O Israel, in whom I will be glorified. خداوند یهوه گوش مرا گشود و مخالفت نکردم و به عقب برنگشتم. bible_en_fa Then I said, I have laboured in vain, I have spent my strength for nought, and in vain: yet surely my judgment is with the LORD, and my work with my God. پشت خود را به زنندگان و رخسارخود را به موکنان دادم و روی خود را از رسوایی و آب دهان پنهان نکردم. bible_en_fa And now, saith the LORD that formed me from the womb to be his servant, to bring Jacob again to him, Though Israel be not gathered, yet shall I be glorious in the eyes of the LORD, and my God shall be my strength. چونکه خداوند یهوه مرا اعانت می‌کند پس رسوا نخواهم شد از این جهت روی خود را مثل سنگ خارا ساختم ومی دانم که خجل نخواهم گردید. bible_en_fa And he said, It is a light thing that thou shouldest be my servant to raise up the tribes of Jacob, and to restore the preserved of Israel: I will also give thee for a light to the Gentiles, that thou mayest be my salvation unto the end of the earth. آنکه مراتصدیق می‌کند نزدیک است. پس کیست که با من مخاصمه نماید تا با هم بایستیم و کیست که بر من دعوی نماید پس او نزدیک من بیاید. bible_en_fa Thus saith the LORD, the Redeemer of Israel, and his Holy One, to him whom man despiseth, to him whom the nation abhorreth, to a servant of rulers, Kings shall see and arise, princes also shall worship, because of the LORD that is faithful, and the Holy One of Israel, and he shall choose thee. اینک خداوند یهوه مرا اعانت می‌کند پس کیست مراملزم سازد. همانا همگی ایشان مثل رخت مندرس شده، بید ایشان را خواهد خورد. bible_en_fa Thus saith the LORD, In an acceptable time have I heard thee, and in a day of salvation have I helped thee: and I will preserve thee, and give thee for a covenant of the people, to establish the earth, to cause to inherit the desolate heritages; کیست از شما که از خداوند می‌ترسد وآواز بنده او را می‌شنود؟ هرکه در ظلمت سالک باشد و روشنایی ندارد، او به اسم یهوه توکل نماید و به خدای خویش اعتماد بکند.هان جمیع شما که آتش می‌افروزید و کمر خود را به مشعلها می‌بندید، در روشنایی آتش خویش و درمشعلهایی که خود افروخته‌اید سالک باشید، امااین از دست من به شما خواهد رسید که در اندوه خواهید خوابید. bible_en_fa That thou mayest say to the prisoners, Go forth; to them that are in darkness, Shew yourselves. They shall feed in the ways, and their pastures shall be in all high places. هان جمیع شما که آتش می‌افروزید و کمر خود را به مشعلها می‌بندید، در روشنایی آتش خویش و درمشعلهایی که خود افروخته‌اید سالک باشید، امااین از دست من به شما خواهد رسید که در اندوه خواهید خوابید. bible_en_fa They shall not hunger nor thirst; neither shall the heat nor sun smite them: for he that hath mercy on them shall lead them, even by the springs of water shall he guide them. ای پیروان عدالت و طالبان خداوند مرابشنوید! به صخره‌ای که از آن قطع گشته و به حفره چاهی که از آن کنده شده‌اید نظرکنید. bible_en_fa And I will make all my mountains a way, and my highways shall be exalted. به پدر خود ابراهیم و به ساره که شما رازایید نظر نمایید زیرا او یک نفر بود حینی که او رادعوت نمودم و او را برکت داده، کثیر گردانیدم. bible_en_fa Behold, these shall come from far: and, lo, these from the north and from the west; and these from the land of Sinim. به تحقیق خداوند صهیون را تسلی داده، تمامی خرابه هایش را تسلی بخشیده است و بیابان او رامثل عدن و هامون او را مانند جنت خداوندساخته است. خوشی و شادی در آن یافت می‌شود و تسبیح و آواز ترنم. bible_en_fa Sing, O heavens; and be joyful, O earth; and break forth into singing, O mountains: for the LORD hath comforted his people, and will have mercy upon his afflicted. ‌ای قوم من به من توجه نمایید و‌ای طایفه من به من گوش دهید. زیرا که شریعت از نزد من صادرمی شود و داوری خود را برقرار می‌کنم تا قوم هارا روشنایی بشود. bible_en_fa But Zion said, The LORD hath forsaken me, and my Lord hath forgotten me. عدالت من نزدیک است ونجات من ظاهر شده، بازوی من قوم‌ها را داوری خواهد نمود و جزیره‌ها منتظر من شده، به بازوی من اعتماد خواهند کرد. bible_en_fa Can a woman forget her sucking child, that she should not have compassion on the son of her womb? yea, they may forget, yet will I not forget thee. چشمان خود را بسوی آسمان برافرازید و پایین بسوی زمین نظر کنیدزیرا که آسمان مثل دود از هم خواهد پاشید وزمین مثل جامه مندرس خواهد گردید وساکنانش همچنین خواهند مرد اما نجات من تا به ابد خواهد ماند و عدالت من زایل نخواهد گردید. bible_en_fa Behold, I have graven thee upon the palms of my hands; thy walls are continually before me. ‌ای شما که عدالت را می‌شناسید! و‌ای قومی که شریعت من در دل شما است! مرابشنوید. از مذمت مردمان مترسید و از دشنام ایشان هراسان مشوید. bible_en_fa Thy children shall make haste; thy destroyers and they that made thee waste shall go forth of thee. زیرا که بید ایشان را مثل جامه خواهد زد و کرم ایشان را مثل پشم خواهدخورد اما عدالت من تا ابدالاباد و نجات من نسلابعد نسل باقی خواهد ماند. bible_en_fa Lift up thine eyes round about, and behold: all these gather themselves together, and come to thee. As I live, saith the LORD, thou shalt surely clothe thee with them all, as with an ornament, and bind them on thee, as a bride doeth. بیدار شو‌ای بازوی خداوند بیدار شو و خویشتن را با قوت ملبس ساز. مثل ایام قدیم و دوره های سلف بیدار شو. آیا تو آن نیستی که رهب را قطع نموده، اژدها رامجروح ساختی. bible_en_fa For thy waste and thy desolate places, and the land of thy destruction, shall even now be too narrow by reason of the inhabitants, and they that swallowed thee up shall be far away. آیا تو آن نیستی که دریا وآبهای لجه عظیم را خشک کردی و عمق های دریا را راه ساختی تا فدیه شدگان عبور نمایند؟ bible_en_fa The children which thou shalt have, after thou hast lost the other, shall say again in thine ears, The place is too strait for me: give place to me that I may dwell. و فدیه شدگان خداوند بازگشت نموده، با ترنم به صهیون خواهند آمد و خوشی جاودانی بر سرایشان خواهد بود و شادمانی و خوشی را خواهندیافت و غم و ناله فرار خواهد کرد. bible_en_fa Then shalt thou say in thine heart, Who hath begotten me these, seeing I have lost my children, and am desolate, a captive, and removing to and fro? and who hath brought up these? Behold, I was left alone; these, where had they been? من هستم، من که شما را تسلی می‌دهم. پس تو کیستی که از انسانی که می‌میرد می‌ترسی و ازپسر آدم که مثل گیاه خواهد گردید. bible_en_fa Thus saith the Lord GOD, Behold, I will lift up mine hand to the Gentiles, and set up my standard to the people: and they shall bring thy sons in their arms, and thy daughters shall be carried upon their shoulders. و خداوندرا که آفریننده تو است که آسمانها را گسترانید وبنیاد زمین را نهاد فراموش کرده‌ای و دائم تمامی روز از خشم ستمکار وقتی که به جهت هلاک کردن مهیا می‌شود می‌ترسی. و خشم ستمکارکجا است؟ bible_en_fa And kings shall be thy nursing fathers, and their queens thy nursing mothers: they shall bow down to thee with their face toward the earth, and lick up the dust of thy feet; and thou shalt know that I am the LORD: for they shall not be ashamed that wait for me. اسیران ذلیل بزودی رها خواهندشد و در حفره نخواهند مرد و نان ایشان کم نخواهد شد. bible_en_fa Shall the prey be taken from the mighty, or the lawful captive delivered? زیرا من یهوه خدای تو هستم که دریا را به تلاطم می‌آورم تا امواجش نعره زنند، یهوه صبایوت اسم من است. bible_en_fa But thus saith the LORD, Even the captives of the mighty shall be taken away, and the prey of the terrible shall be delivered: for I will contend with him that contendeth with thee, and I will save thy children. و من کلام خود رادر دهان تو گذاشتم و تو را زیر سایه دست خویش پنهان کردم تا آسمانها غرس نمایم و بنیادزمینی نهم و صهیون را گویم که تو قوم من هستی. bible_en_fa And I will feed them that oppress thee with their own flesh; and they shall be drunken with their own blood, as with sweet wine: and all flesh shall know that I the LORD am thy Saviour and thy Redeemer, the mighty One of Jacob. خویشتن را برانگیز‌ای اورشلیم! خویشتن را برانگیخته، برخیز! ای که از دست خداوندکاسه غضب او را نوشیدی و درد کاسه سرگیجی را نوشیده، آن را تا ته آشامیدی. bible_en_fa Thus saith the LORD, Where is the bill of your mother's divorcement, whom I have put away? or which of my creditors is it to whom I have sold you? Behold, for your iniquities have ye sold yourselves, and for your transgressions is your mother put away. از جمیع پسرانی که زاییده است یکی نیست که او رارهبری کند و از تمامی پسرانی که تربیت نموده، کسی نیست که او را دستگیری نماید. bible_en_fa Wherfore, when I came, was there no man? when I called, was there none to answer? Is my hand shortened at all, that it cannot redeem? or have I no power to deliver? behold, at my rebuke I dry up the sea, I make the rivers a wilderness: their fish stinketh, because there is no water, and dieth for thirst. این دوبلا بر تو عارض خواهد شد، کیست که برای توماتم کند؟ یعنی خرابی و هلاکت و قحط وشمشیر، پس چگونه تو را تسلی دهم. bible_en_fa I clothe the heavens with blackness, and I make sackcloth their covering. پسران تو را ضعف گرفته، بسر همه کوچه‌ها مثل آهو دردام خوابیده‌اند. و ایشان از غضب خداوند و ازعتاب خدای تو مملو شده‌اند. bible_en_fa The Lord GOD hath given me the tongue of the learned, that I should know how to speak a word in season to him that is weary: he wakeneth morning by morning, he wakeneth mine ear to hear as the learned. پس‌ای زحمت کشیده این را بشنو! و‌ای مست شده اما نه ازشراب! bible_en_fa The Lord GOD hath opened mine ear, and I was not rebellious, neither turned away back. خداوند تو یهوه و خدای تو که دردعوی قوم خود ایستادگی می‌کند چنین می‌گوید: اینک کاسه سرگیجی را و درد کاسه غضب خویش را از تو خواهم گرفت و آن را بار دیگرنخواهی آشامید.و آن را به‌دست آنانی که برتو ستم می‌نمایند می‌گذارم که به‌جان تومی گویند: خم شو تا از تو بگذریم و تو پشت خودرا مثل زمین و مثل کوچه به جهت راه گذریان گذاشته‌ای. bible_en_fa I gave my back to the smiters, and my cheeks to them that plucked off the hair: I hid not my face from shame and spitting. و آن را به‌دست آنانی که برتو ستم می‌نمایند می‌گذارم که به‌جان تومی گویند: خم شو تا از تو بگذریم و تو پشت خودرا مثل زمین و مثل کوچه به جهت راه گذریان گذاشته‌ای. bible_en_fa For the Lord GOD will help me; therefore shall I not be confounded: therefore have I set my face like a flint, and I know that I shall not be ashamed. بیدار شو‌ای صهیون! بیدار شو و قوت خود را بپوش‌ای شهر مقدس اورشلیم! لباس زیبایی خویش را در بر کن زیرا که نامختون و ناپاک بار دیگر داخل تو نخواهد شد. bible_en_fa He is near that justifieth me; who will contend with me? let us stand together: who is mine adversary? let him come near to me. ‌ای اورشلیم خود را از گرد بیفشان و برخاسته، بنشین! و‌ای دختر صهیون که اسیر شده‌ای بندهای گردن خود را بگشا! bible_en_fa Behold, the Lord GOD will help me; who is he that shall condemn me? lo, they all shall wax old as a garment; the moth shall eat them up. زیرا خداوند چنین می‌گوید: مفت فروخته کشتید و بی‌نقره فدیه داده خواهیدشد. bible_en_fa Who is among you that feareth the LORD, that obeyeth the voice of his servant, that walketh in darkness, and hath no light? let him trust in the name of the LORD, and stay upon his God. چونکه خداوند یهوه چنین می‌گوید: که درایام سابق قوم من به مصر فرود شدند تا در آنجاساکن شوند و بعد از آن آشور بر ایشان بی‌سبب ظلم نمودند. bible_en_fa Behold, all ye that kindle a fire, that compass yourselves about with sparks: walk in the light of your fire, and in the sparks that ye have kindled. This shall ye have of mine hand; ye shall lie down in sorrow. اما الان خداوند می‌گوید: در اینجامرا چه‌کار است که قوم من مجان گرفتار شده‌اند. و خداوند می‌گوید: آنانی که بر ایشان تسلط دارندصیحه می‌زنند و نام من دائم هر روز اهانت می‌شود. bible_en_fa Hearken to me, ye that follow after righteousness, ye that seek the LORD: look unto the rock whence ye are hewn, and to the hole of the pit whence ye are digged. بنابراین قوم من اسم مرا خواهندشناخت. و در آن روز خواهند فهمید که تکلم کننده من هستم، هان من هستم. bible_en_fa Look unto Abraham your father, and unto Sarah that bare you: for I called him alone, and blessed him, and increased him. چه زیبا است بر کوهها پایهای مبشر که سلامتی را ندا می‌کند و به خیرات بشارت می‌دهدو نجات را ندا می‌کند و به صهیون می‌گوید که خدای تو سلطنت می‌نماید. bible_en_fa For the LORD shall comfort Zion: he will comfort all her waste places; and he will make her wilderness like Eden, and her desert like the garden of the LORD; joy and gladness shall be found therein, thanksgiving, and the voice of melody. آواز دیده بانان تواست که آواز خود را بلند کرده، با هم ترنم می‌نمایند زیرا وقتی که خداوند به صهیون رجعت می‌کند ایشان معاینه خواهند دید. bible_en_fa Hearken unto me, my people; and give ear unto me, O my nation: for a law shall proceed from me, and I will make my judgment to rest for a light of the people. ‌ای خرابه های اورشلیم به آواز بلند با هم ترنم نمایید، زیرا خداوند قوم خود را تسلی داده، و اورشلیم را فدیه نموده است. bible_en_fa My righteousness is near; my salvation is gone forth, and mine arms shall judge the people; the isles shall wait upon me, and on mine arm shall they trust. خداوند ساعد قدوس خود را در نظر تمامی امت‌ها بالا زده است وجمیع کرانه های زمین نجات خدای ما را دیده‌اند. bible_en_fa Lift up your eyes to the heavens, and look upon the earth beneath: for the heavens shall vanish away like smoke, and the earth shall wax old like a garment, and they that dwell therein shall die in like manner: but my salvation shall be for ever, and my righteousness shall not be abolished. ‌ای شما که ظروف خداوند را برمی داریدبیکسو شوید بیکسو شوید و از اینجا بیرون رویدو چیز ناپاک را لمس منمایید و از میان آن بیرون رفته، خویشتن را طاهر سازید. bible_en_fa Hearken unto me, ye that know righteousness, the people in whose heart is my law; fear ye not the reproach of men, neither be ye afraid of their revilings. زیرا که به تعجیل بیرون نخواهید رفت و گریزان روانه نخواهید شد، چونکه یهوه پیش روی شماخواهد خرامید و خدای اسرائیل ساقه شماخواهد بود. bible_en_fa For the moth shall eat them up like a garment, and the worm shall eat them like wool: but my righteousness shall be for ever, and my salvation from generation to generation. اینک بنده من با عقل رفتار خواهد کرد وعالی و رفیع و بسیار بلند خواهد شد. bible_en_fa Awake, awake, put on strength, O arm of the LORD; awake, as in the ancient days, in the generations of old. Art thou not it that hath cut Rahab, and wounded the dragon? چنانکه بسیاری از تو در عجب بودند (از آن جهت که منظر او از مردمان و صورت او از بنی آدم بیشترتباه گردیده بود).همچنان بر امت های بسیارخواهد پاشید و به‌سبب او پادشاهان دهان خود را خواهند بست زیرا چیزهایی را که برای ایشان بیان نشده بود خواهند دید و آنچه را که نشنیده بودند خواهند فهمید. bible_en_fa Art thou not it which hath dried the sea, the waters of the great deep; that hath made the depths of the sea a way for the ransomed to pass over? همچنان بر امت های بسیارخواهد پاشید و به‌سبب او پادشاهان دهان خود را خواهند بست زیرا چیزهایی را که برای ایشان بیان نشده بود خواهند دید و آنچه را که نشنیده بودند خواهند فهمید. bible_en_fa Therefore the redeemed of the LORD shall return, and come with singing unto Zion; and everlasting joy shall be upon their head: they shall obtain gladness and joy; and sorrow and mourning shall flee away. کیست که خبر ما را تصدیق نموده وکیست که ساعد خداوند بر او منکشف شده باشد؟ bible_en_fa I, even I, am he that comforteth you: who art thou, that thou shouldest be afraid of a man that shall die, and of the son of man which shall be made as grass; زیرا به حضور وی مثل نهال و مانندریشه در زمین خشک خواهد رویید. او را نه صورتی و نه جمالی می‌باشد. و چون او رامی نگریم منظری ندارد که مشتاق او باشیم. bible_en_fa And forgettest the LORD thy maker, that hath stretched forth the heavens, and laid the foundations of the earth; and hast feared continually every day because of the fury of the oppressor, as if he were ready to destroy? and where is the fury of the oppressor? خوار و نزد مردمان مردود و صاحب غمها ورنج دیده و مثل کسی‌که رویها را از او بپوشانند وخوار شده که او را به حساب نیاوردیم. bible_en_fa The captive exile hasteneth that he may be loosed, and that he should not die in the pit, nor that his bread should fail. لکن او غم های ما را بر خود گرفت و دردهای ما را بر خویش حمل نمود. و ما او را از جانب خدا زحمت کشیده و مضروب و مبتلا گمان بردیم. bible_en_fa But I am the LORD thy God, that divided the sea, whose waves roared: The LORD of hosts is his name. و حال آنکه به‌سبب تقصیرهای مامجروح و به‌سبب گناهان ما کوفته گردید. وتادیب سلامتی ما بر وی آمد و از زخمهای او ماشفا یافتیم. bible_en_fa And I have put my words in thy mouth, and I have covered thee in the shadow of mine hand, that I may plant the heavens, and lay the foundations of the earth, and say unto Zion, Thou art my people. جمیع ما مثل گوسفندان گمراه شده بودیم و هریکی از ما به راه خود برگشته بود وخداوند گناه جمیع ما را بروی نهاد. bible_en_fa Awake, awake, stand up, O Jerusalem, which hast drunk at the hand of the LORD the cup of his fury; thou hast drunken the dregs of the cup of trembling, and wrung them out. او مظلوم شد اما تواضع نموده، دهان خود رانگشود. مثل بره‌ای که برای ذبح می‌برند و مانندگوسفندی که نزد پشم برنده‌اش بی‌زبان است همچنان دهان خود را نگشود. bible_en_fa There is none to guide her among all the sons whom she hath brought forth; neither is there any that taketh her by the hand of all the sons that she hath brought up. از ظلم و ازداوری گرفته شد. و از طبقه او که تفکر نمود که اواز زمین زندگان منقطع شد و به جهت گناه قوم من مضروب گردید؟ bible_en_fa These two things are come unto thee; who shall be sorry for thee? desolation, and destruction, and the famine, and the sword: by whom shall I comfort thee? و قبر او را با شریران تعیین نمودند و بعد از مردنش با دولتمندان. هرچند هیچ ظلم نکرد و در دهان وی حیله‌ای نبود. bible_en_fa Thy sons have fainted, they lie at the head of all the streets, as a wild bull in a net: they are full of the fury of the LORD, the rebuke of thy God. اما خداوند را پسند آمد که او را مضروب نموده، به دردها مبتلا سازد. چون جان او راقربانی گناه ساخت. آنگاه ذریت خود را خواهددید و عمر او دراز خواهد شد و مسرت خداونددر دست او میسر خواهد بود. bible_en_fa Therefore hear now this, thou afflicted, and drunken, but not with wine: ثمره مشقت جان خویش را خواهد دید و سیر خواهد شد. وبنده عادل من به معرفت خود بسیاری را عادل خواهد گردانید زیرا که او گناهان ایشان را برخویشتن حمل خواهد نمود.بنابراین او را درمیان بزرگان نصیب خواهم داد و غنیمت را بازورآوران تقسیم خواهد نمود، به جهت اینکه جان خود را به مرگ ریخت و از خطاکاران محسوب شد و گناهان بسیاری را بر خود گرفت وبرای خطاکاران شفاعت نمود. bible_en_fa Thus saith thy Lord the LORD, and thy God that pleadeth the cause of his people, Behold, I have taken out of thine hand the cup of trembling, even the dregs of the cup of my fury; thou shalt no more drink it again: بنابراین او را درمیان بزرگان نصیب خواهم داد و غنیمت را بازورآوران تقسیم خواهد نمود، به جهت اینکه جان خود را به مرگ ریخت و از خطاکاران محسوب شد و گناهان بسیاری را بر خود گرفت وبرای خطاکاران شفاعت نمود. bible_en_fa But I will put it into the hand of them that afflict thee; which have said to thy soul, Bow down, that we may go over: and thou hast laid thy body as the ground, and as the street, to them that went over. ای عاقره‌ای که نزاییده‌ای بسرا! ای که درد زه نکشیده‌ای به آواز بلند ترنم نماو فریاد برآور! زیرا خداوند می‌گوید: پسران زن بیکس از پسران زن منکوحه زیاده‌اند. bible_en_fa Awake, awake; put on thy strength, O Zion; put on thy beautiful garments, O Jerusalem, the holy city: for henceforth there shall no more come into thee the uncircumcised and the unclean. مکان خیمه خود را وسیع گردان و پرده های مسکن های تو پهن بشود دریغ مدار و طنابهای خود را درازکرده، میخهایت را محکم بساز. bible_en_fa Shake thyself from the dust; arise, and sit down, O Jerusalem: loose thyself from the bands of thy neck, O captive daughter of Zion. زیرا که بطرف راست و چپ منتشر خواهی شد و ذریت توامت‌ها را تصرف خواهند نمود و شهرهای ویران را مسکون خواهند ساخت. bible_en_fa For thus saith the LORD, Ye have sold yourselves for nought; and ye shall be redeemed without money. مترس زیرا که خجل نخواهی شد و مشوش مشو زیرا که رسوانخواهی گردید. چونکه خجالت جوانی خویش را فراموش خواهی کرد و عار بیوگی خود را دیگربه یاد نخواهی آورد. bible_en_fa For thus saith the Lord GOD, My people went down aforetime into Egypt to sojourn there; and the Assyrian oppressed them without cause. زیرا که آفریننده تو که اسمش یهوه صبایوت است شوهر تو است. وقدوس اسرائیل که به خدای تمام جهان مسمی است ولی تو می‌باشد. bible_en_fa Now therefore, what have I here, saith the LORD, that my people is taken away for nought? they that rule over them make them to howl, saith the LORD; and my name continually every day is blasphemed. زیرا خداوند تو را مثل زن مهجور و رنجیده دل خوانده است و مانندزوجه جوانی که ترک شده باشد. خدای تو این رامی گوید. bible_en_fa Therefore my people shall know my name: therefore they shall know in that day that I am he that doth speak: behold, it is I. زیرا تو را به اندک لحظه‌ای ترک کردم اما به رحمت های عظیم تو را جمع خواهم نمود. bible_en_fa How beautiful upon the mountains are the feet of him that bringeth good tidings, that publisheth peace; that bringeth good tidings of good, that publisheth salvation; that saith unto Zion, Thy God reigneth! و خداوند ولی تو می‌گوید: «بجوشش غضبی خود را از تو برای لحظه‌ای پوشانیدم اما به احسان جاودانی برتو رحمت خواهم فرمود. bible_en_fa Thy watchmen shall lift up the voice; with the voice together shall they sing: for they shall see eye to eye, when the LORD shall bring again Zion. زیرا که این برای من مثل آبهای نوح می‌باشد. چنانکه قسم خوردم که آبهای نوح بار دیگر بر زمین جاری نخواهد شد همچنان قسم خوردم که بر توغضب نکنم و تو را عتاب ننمایم. bible_en_fa Break forth into joy, sing together, ye waste places of Jerusalem: for the LORD hath comforted his people, he hath redeemed Jerusalem. هرآینه کوهها زایل خواهد شد و تلها متحرک خواهدگردید، لیکن احسان من از تو زایل نخواهد شد وعهد سلامتی من متحرک نخواهد گردید.» خداوند که بر تو رحمت می‌کند این را می‌گوید. bible_en_fa The LORD hath made bare his holy arm in the eyes of all the nations; and all the ends of the earth shall see the salvation of our God. «ای رنجانیده و مضطرب شده که تسلی نیافته‌ای اینک من سنگهای تو را در سنگ سرمه نصب خواهم کرد و بنیاد تو را در یاقوت زردخواهم نهاد. bible_en_fa Depart ye, depart ye, go ye out from thence, touch no unclean thing; go ye out of the midst of her; be ye clean, that bear the vessels of the LORD. و مناره های تو را از لعل ودروازه هایت را از سنگهای بهرمان و تمامی حدود تو را از سنگهای گران قیمت خواهم ساخت. bible_en_fa For ye shall not go out with haste, nor go by flight: for the LORD will go before you; and the God of Israel will be your rereward. و جمیع پسرانت از خداوند تعلیم خواهند یافت و پسرانت را سلامتی عظیم خواهدبود. bible_en_fa Behold, my servant shall deal prudently, he shall be exalted and extolled, and be very high. در عدالت ثابت شده و از ظلم دور مانده، نخواهی ترسید و هم از آشفتگی دور خواهی ماند و به تو نزدیکی نخواهد نمود. bible_en_fa As many were astonied at thee; his visage was so marred more than any man, and his form more than the sons of men: همانا جمع خواهند شد اما نه به اذن من. آنانی که به ضد توجمع شوند به‌سبب تو خواهند افتاد. bible_en_fa So shall he sprinkle many nations; the kings shall shut their mouths at him: for that which had not been told them shall they see; and that which they had not heard shall they consider. اینک من آهنگری را که زغال را به آتش دمیده، آلتی برای کار خود بیرون می‌آورد، آفریدم. و من نیز هلاک کننده را برای خراب نمودن آفریدم.هر آلتی که به ضد تو ساخته شود پیش نخواهد برد و هرزبانی را که برای محاکمه به ضد تو برخیزدتکذیب خواهی نمود. این است نصیب بندگان خداوند و عدالت ایشان از جانب من.» خداوندمی گوید. bible_en_fa Who hath believed our report? and to whom is the arm of the LORD revealed? هر آلتی که به ضد تو ساخته شود پیش نخواهد برد و هرزبانی را که برای محاکمه به ضد تو برخیزدتکذیب خواهی نمود. این است نصیب بندگان خداوند و عدالت ایشان از جانب من.» خداوندمی گوید. bible_en_fa For he shall grow up before him as a tender plant, and as a root out of a dry ground: he hath no form nor comeliness; and when we shall see him, there is no beauty that we should desire him. «ای جمیع تشنگان نزد آبها بیایید وهمه شما که نقره ندارید بیایید بخرید وبخورید. بیایید و شراب و شیر را بی‌نقره وبی قیمت بخرید. bible_en_fa He is despised and rejected of men; a man of sorrows, and acquainted with grief: and we hid as it were our faces from him; he was despised, and we esteemed him not. چرا نقره را برای آنچه نان نیست و مشقت خویش را برای آنچه سیرنمی کند صرف می‌کنید. گوش داده، از من بشنویدو چیزهای نیکو را بخورید تا جان شما از فربهی متلذذ شود. bible_en_fa Surely he hath borne our griefs, and carried our sorrows: yet we did esteem him stricken, smitten of God, and afflicted. گوش خود را فرا داشته، نزد من بیایید و تا جان شما زنده گردد بشنوید و من باشما عهد جاودانی یعنی رحمت های امین داود راخواهم بست. bible_en_fa But he was wounded for our transgressions, he was bruised for our iniquities: the chastisement of our peace was upon him; and with his stripes we are healed. اینک من او را برای طوایف شاهدگردانیدم. رئیس و حاکم طوایف. bible_en_fa All we like sheep have gone astray; we have turned every one to his own way; and the LORD hath laid on him the iniquity of us all. هان امتی را که نشناخته بودی دعوت خواهی نمود. و امتی که تورا نشناخته بودند نزد تو خواهند دوید. به‌خاطریهوه که خدای تو است و قدوس اسرائیل که تو راتمجید نموده است.» bible_en_fa He was oppressed, and he was afflicted, yet he opened not his mouth: he is brought as a lamb to the slaughter, and as a sheep before her shearers is dumb, so he openeth not his mouth. خداوند را مادامی که یافت می‌شود بطلبید ومادامی که نزدیک است او را بخوانید. bible_en_fa He was taken from prison and from judgment: and who shall declare his generation? for he was cut off out of the land of the living: for the transgression of my people was he stricken. شریر راه خود را و گناه کار افکار خویش را ترک نماید وبسوی خداوند بازگشت کند و بر وی رحمت خواهد نمود و بسوی خدای ما که مغفرت عظیم خواهد کرد. bible_en_fa And he made his grave with the wicked, and with the rich in his death; because he had done no violence, neither was any deceit in his mouth. زیرا خداوند می‌گوید که افکار من افکار شما نیست و طریق های شما طریق های من نی. bible_en_fa Yet it pleased the LORD to bruise him; he hath put him to grief: when thou shalt make his soul an offering for sin, he shall see his seed, he shall prolong his days, and the pleasure of the LORD shall prosper in his hand. زیرا چنانکه آسمان از زمین بلندتر است همچنان طریق های من از طریق های شما و افکارمن از افکار شما بلندتر می‌باشد. bible_en_fa He shall see of the travail of his soul, and shall be satisfied: by his knowledge shall my righteous servant justify many; for he shall bear their iniquities. و چنانکه باران و برف از آسمان می‌بارد و به آنجابرنمی گردد بلکه زمین را سیراب کرده، آن را بارورو برومند می‌سازد و برزگر را تخم و خورنده رانان می‌بخشد، bible_en_fa Therefore will I divide him a portion with the great, and he shall divide the spoil with the strong; because he hath poured out his soul unto death: and he was numbered with the transgressors; and he bare the sin of many, and made intercession for the transgressors. همچنان کلام من که از دهانم صادر گردد خواهد بود. نزد من بی‌ثمر نخواهدبرگشت بلکه آنچه را که خواستم بجا خواهدآورد و برای آنچه آن را فرستادم کامران خواهدگردید. bible_en_fa Sing, O barren, thou that didst not bear; break forth into singing, and cry aloud, thou that didst not travail with child: for more are the children of the desolate than the children of the married wife, saith the LORD. زیرا که شما با شادمانی بیرون خواهیدرفت و با سلامتی هدایت خواهید شد. کوهها وتلها در حضور شما به شادی ترنم خواهند نمود وجمیع درختان صحرا دستک خواهند زد.به‌جای درخت خار صنوبر و به‌جای خس آس خواهد رویید و برای خداوند اسم و آیت جاودانی که منقطع نشود خواهد بود. bible_en_fa Enlarge the place of thy tent, and let them stretch forth the curtains of thine habitations: spare not, lengthen thy cords, and strengthen thy stakes; به‌جای درخت خار صنوبر و به‌جای خس آس خواهد رویید و برای خداوند اسم و آیت جاودانی که منقطع نشود خواهد بود. bible_en_fa For thou shalt break forth on the right hand and on the left; and thy seed shall inherit the Gentiles, and make the desolate cities to be inhabited. و خداوند چنین می‌گوید: «انصاف رانگاه داشته، عدالت را جاری نمایید، زیرا که آمدن نجات من و منکشف شدن عدالت من نزدیک است. bible_en_fa Fear not; for thou shalt not be ashamed: neither be thou confounded; for thou shalt not be put to shame: for thou shalt forget the shame of thy youth, and shalt not remember the reproach of thy widowhood any more. خوشابحال انسانی که این را بجا آورد و بنی آدمی که به این متمسک گردد، که سبت را نگاه داشته، آن را بی‌حرمت نکند و دست خویش را از هر عمل بد باز‌دارد.» bible_en_fa For thy Maker is thine husband; the LORD of hosts is his name; and thy Redeemer the Holy One of Israel; The God of the whole earth shall he be called. پس غریبی که با خداوند مقترن شده باشد تکلم نکند و نگویدکه خداوند مرا از قوم خود جدا نموده است وخصی هم نگوید که اینک من درخت خشک هستم. bible_en_fa For the LORD hath called thee as a woman forsaken and grieved in spirit, and a wife of youth, when thou wast refused, saith thy God. زیرا خداوند درباره خصیهایی که سبت های مرا نگاه دارند و آنچه را که من خوش دارم اختیار نمایند و به عهد من متمسک گردند، چنین می‌گوید bible_en_fa For a small moment have I forsaken thee; but with great mercies will I gather thee. که «به ایشان در خانه خود و دراندرون دیوارهای خویش یادگاری و اسمی بهتراز پسران و دختران خواهم داد. اسمی جاودانی که منقطع نخواهد شد به ایشان خواهم بخشید. bible_en_fa In a little wrath I hid my face from thee for a moment; but with everlasting kindness will I have mercy on thee, saith the LORD thy Redeemer. و غریبانی که با خداوند مقترن شده، او راخدمت نمایند و اسم خداوند را دوست داشته، بنده او بشوند. یعنی همه کسانی که سبت را نگاه داشته، آن را بی‌حرمت نسازند و به عهد من متمسک شوند. bible_en_fa For this is as the waters of Noah unto me: for as I have sworn that the waters of Noah should no more go over the earth; so have I sworn that I would not be wroth with thee, nor rebuke thee. ایشان را به کوه قدس خودخواهم آورد و ایشان را در خانه عبادت خودشادمان خواهم ساخت و قربانی های سوختنی وذبایح ایشان بر مذبح من قبول خواهد شد، زیراخانه من به خانه عبادت برای تمامی قوم‌ها مسمی خواهد شد.» bible_en_fa For the mountains shall depart, and the hills be removed; but my kindness shall not depart from thee, neither shall the covenant of my peace be removed, saith the LORD that hath mercy on thee. و خداوند یهوه که جمع کننده رانده شدگان اسرائیل است می‌گوید که «بعد از این دیگران را با ایشان جمع خواهم کرد علاوه برآنانی که از ایشان جمع شده‌اند.» bible_en_fa O thou afflicted, tossed with tempest, and not comforted, behold, I will lay thy stones with fair colours, and lay thy foundations with sapphires. ‌ای تمام حیوانات صحرا و‌ای جمیع حیوانات جنگل بیایید و بخورید! bible_en_fa And I will make thy windows of agates, and thy gates of carbuncles, and all thy borders of pleasant stones. دیده بانان اوکورند، جمیع ایشان معرفت ندارند و همگی ایشان سگان گنگ‌اند که نمی توانند بانگ کنند. bible_en_fa And all thy children shall be taught of the LORD; and great shall be the peace of thy children. و این سگان حریصند که نمی توانندسیر بشوند و ایشان شبانند که نمی توانندبفهمند. جمیع ایشان به راه خود میل کرده، هریکی بطرف خود طالب سود خویش می‌باشد.(و می‌گویند) بیایید شراب بیاوریم و ازمسکرات مست شویم و فردا مثل امروز روزعظیم بلکه بسیار زیاده خواهد بود. bible_en_fa In righteousness shalt thou be established: thou shalt be far from oppression; for thou shalt not fear: and from terror; for it shall not come near thee. (و می‌گویند) بیایید شراب بیاوریم و ازمسکرات مست شویم و فردا مثل امروز روزعظیم بلکه بسیار زیاده خواهد بود. bible_en_fa Behold, they shall surely gather together, but not by me: whosoever shall gather together against thee shall fall for thy sake. مرد عادل تلف شد و کسی نیست که این را در دل خود بگذراند و مردان روف برداشته شدند و کسی فکر نمی کند که عادلان ازمعرض بلا برداشته می‌شوند. bible_en_fa Behold, I have created the smith that bloweth the coals in the fire, and that bringeth forth an instrument for his work; and I have created the waster to destroy. آنانی که به استقامت سالک می‌باشند بسلامتی داخل شده، بربسترهای خویش آرامی خواهند یافت. bible_en_fa No weapon that is formed against thee shall prosper; and every tongue that shall rise against thee in judgment thou shalt condemn. This is the heritage of the servants of the LORD, and their righteousness is of me, saith the LORD. و اماشما‌ای پسران ساحره و اولاد فاسق و زانیه به اینجا نزدیک آیید! bible_en_fa Ho, every one that thirsteth, come ye to the waters, and he that hath no money; come ye, buy, and eat; yea, come, buy wine and milk without money and without price. بر که تمسخر می‌کنید و برکه دهان خود را باز می‌کنید و زبان را درازمی نمایید؟ آیا شما اولاد عصیان و ذریت کذب نیستید bible_en_fa Wherefore do ye spend money for that which is not bread? and your labour for that which satisfieth not? hearken diligently unto me, and eat ye that which is good, and let your soul delight itself in fatness. که در میان بلوطها و زیر هر درخت سبزخویشتن را به حرارت می‌آورید و اطفال را دروادیها زیر شکاف صخره‌ها ذبح می‌نمایید؟ bible_en_fa Incline your ear, and come unto me: hear, and your soul shall live; and I will make an everlasting covenant with you, even the sure mercies of David. در میان سنگهای ملسای وادی نصیب تواست همینها قسمت تو می‌باشد. برای آنها نیزهدیه ریختنی ریختی و هدیه آردی گذرانیدی آیا من از اینها تسلی خواهم یافت؟ bible_en_fa Behold, I have given him for a witness to the people, a leader and commander to the people. بر کوه بلند ورفیع بستر خود را گستردی و به آنجا نیز برآمده، قربانی گذرانیدی. bible_en_fa Behold, thou shalt call a nation that thou knowest not, and nations that knew not thee shall run unto thee because of the LORD thy God, and for the Holy One of Israel; for he hath glorified thee. و پشت درها و باهوها یادگارخود را واگذاشتی زیرا که خود را به کسی دیگرغیر از من مکشوف ساختی و برآمده، بستر خودرا پهن کردی و درمیان خود و ایشان عهد بسته، بستر ایشان را دوست داشتی جایی که آن رادیدی. bible_en_fa Seek ye the LORD while he may be found, call ye upon him while he is near: و با روغن در حضور پادشاه رفته، عطریات خود را بسیار کردی و رسولان خود رابجای دور فرستاده، خویشتن را تا به هاویه پست گردانیدی. bible_en_fa Let the wicked forsake his way, and the unrighteous man his thoughts: and let him return unto the LORD, and he will have mercy upon him; and to our God, for he will abundantly pardon. از طولانی بودن راه درمانده شدی اما نگفتی که امید نیست. تازگی قوت خود رایافتی پس از این جهت ضعف بهم نرسانیدی. bible_en_fa For my thoughts are not your thoughts, neither are your ways my ways, saith the LORD. از که ترسان و هراسان شدی که خیانت ورزیدی و مرا بیاد نیاورده، این را در دل خود جاندادی؟ آیا من از زمان قدیم نیز ساکت نماندم پس از این جهت از من نترسیدی؟ bible_en_fa For as the heavens are higher than the earth, so are my ways higher than your ways, and my thoughts than your thoughts. من عدالت واعمال تو را بیان خواهم نمود که تو را منفعت نخواهد داد. bible_en_fa For as the rain cometh down, and the snow from heaven, and returneth not thither, but watereth the earth, and maketh it bring forth and bud, that it may give seed to the sower, and bread to the eater: چون فریاد برمی آوری اندوخته های خودت تو را خلاصی بدهد و لکن باد جمیع آنها را خواهد برداشت و نفس آنها راخواهد برد. اما هر‌که بر من توکل دارد مالک زمین خواهد بود و وارث جبل قدس من خواهد گردید. bible_en_fa So shall my word be that goeth forth out of my mouth: it shall not return unto me void, but it shall accomplish that which I please, and it shall prosper in the thing whereto I sent it. و گفته خواهد شد برافرازید! راه را برافرازید ومهیا سازید! و سنگ مصادم را از طریق قوم من بردارید! bible_en_fa For ye shall go out with joy, and be led forth with peace: the mountains and the hills shall break forth before you into singing, and all the trees of the field shall clap their hands. زیرا او که عالی و بلند است و ساکن درابدیت می‌باشد و اسم او قدوس است چنین می‌گوید: «من در مکان عالی و مقدس ساکنم و نیزبا کسی‌که روح افسرده و متواضع دارد. تا روح متواضعان را احیا نمایم و دل افسردگان را زنده سازم. bible_en_fa Instead of the thorn shall come up the fir tree, and instead of the brier shall come up the myrtle tree: and it shall be to the LORD for a name, for an everlasting sign that shall not be cut off. زیرا که تا به ابد مخاصمه نخواهم نمودو همیشه خشم نخواهم کرد مبادا روحها وجانهایی که من آفریدم به حضور من ضعف به هم رسانند. bible_en_fa Thus saith the LORD, Keep ye judgment, and do justice: for my salvation is near to come, and my righteousness to be revealed. به‌سبب گناه طمع وی غضبناک شده، او را زدم و خود را مخفی ساخته، خشم نمودم و او به راه دل خود رو گردانیده، برفت. bible_en_fa Blessed is the man that doeth this, and the son of man that layeth hold on it; that keepeth the sabbath from polluting it, and keepeth his hand from doing any evil. طریق های او را دیدم و او را شفا خواهم داد واو را هدایت نموده، به او و به آنانی که با وی ماتم گیرند تسلی بسیار خواهم داد.» bible_en_fa Neither let the son of the stranger, that hath joined himself to the LORD, speak, saying, The LORD hath utterly separated me from his people: neither let the eunuch say, Behold, I am a dry tree. خداوند که آفریننده ثمره لبها است می‌گوید: «بر آنانی که دورند سلامتی باد و بر آنانی که نزدیکند سلامتی باد و من ایشان را شفا خواهم بخشید.» bible_en_fa For thus saith the LORD unto the eunuchs that keep my sabbaths, and choose the things that please me, and take hold of my covenant; اماشریران مثل دریای متلاطم که نمی تواند آرام گیرد و آبهایش گل و لجن برمی اندازد می‌باشند.خدای من می‌گوید که شریران را سلامتی نیست. bible_en_fa Even unto them will I give in mine house and within my walls a place and a name better than of sons and of daughters: I will give them an everlasting name, that shall not be cut off. خدای من می‌گوید که شریران را سلامتی نیست. bible_en_fa Also the sons of the stranger, that join themselves to the LORD, to serve him, and to love the name of the LORD, to be his servants, every one that keepeth the sabbath from polluting it, and taketh hold of my covenant; آواز خود را بلند کن و دریغ مدار و آوازخود را مثل کرنا بلند کرده، به قوم من تقصیر ایشان را و به خاندان یعقوب گناهان ایشان را اعلام نما. bible_en_fa Even them will I bring to my holy mountain, and make them joyful in my house of prayer: their burnt offerings and their sacrifices shall be accepted upon mine altar; for mine house shall be called an house of prayer for all people. و ایشان هر روز مرا می‌طلبند و ازدانستن طریق های من مسرور می‌باشند. مثل امتی که عدالت را بجا آورده، حکم خدای خود را ترک ننمودند. احکام عدالت را از من سوال نموده، ازتقرب جستن به خدا مسرور می‌شوند bible_en_fa The Lord GOD which gathereth the outcasts of Israel saith, Yet will I gather others to him, beside those that are gathered unto him. (ومی گویند): چرا روزه داشتیم و ندیدی و جانهای خویش را رنجانیدیم و ندانستی. اینک شما درروز روزه خویش خوشی خود را می‌یابید و برعمله های خود ظلم می‌نمایید. bible_en_fa All ye beasts of the field, come to devour, yea, all ye beasts in the forest. اینک به جهت نزاع و مخاصمه روزه می‌گیرید و به لطمه شرارت می‌زنید. «امروز روزه نمی گیرید که آواز خود رادر اعلی علیین بشنوانید. bible_en_fa His watchmen are blind: they are all ignorant, they are all dumb dogs, they cannot bark; sleeping, lying down, loving to slumber. آیا روزه‌ای که من می‌پسندم مثل این است، روزی که آدمی جان خود را برنجاند و سر خود را مثل نی خم ساخته، پلاس و خاکستر زیر خود بگستراند؟ آیا این راروزه و روز مقبول خداوند می‌خوانی؟ bible_en_fa Yea, they are greedy dogs which can never have enough, and they are shepherds that cannot understand: they all look to their own way, every one for his gain, from his quarter. «مگر روزه‌ای که من می‌پسندم این نیست که بندهای شرارت را بگشایید و گره های یوغ را بازکنید و مظلومان را آزاد سازید و هر یوغ رابشکنید؟ bible_en_fa Come ye, say they, I will fetch wine, and we will fill ourselves with strong drink; and to morrow shall be as this day, and much more abundant. مگر این نیست که نان خود را به گرسنگان تقسیم نمایی و فقیران رانده شده را به خانه خود بیاوری و چون برهنه را ببینی او رابپوشانی و خود را از آنانی که از گوشت تومی باشند مخفی نسازی؟ bible_en_fa The righteous perisheth, and no man layeth it to heart: and merciful men are taken away, none considering that the righteous is taken away from the evil to come. آنگاه نور تو مثل فجرطالع خواهد شد و صحت تو بزودی خواهدرویید و عدالت تو پیش تو خواهد خرامید وجلال خداوند ساقه تو خواهد بود. bible_en_fa He shall enter into peace: they shall rest in their beds, each one walking in his uprightness. آنگاه دعاخواهی کرد و خداوند تو را اجابت خواهد فرمودو استغاثه خواهی نمود و او خواهد گفت که اینک حاضر هستم. اگر یوغ و اشاره کردن به انگشت وگفتن ناحق را از میان خود دور کنی، bible_en_fa But draw near hither, ye sons of the sorceress, the seed of the adulterer and the whore. و آرزوی جان خود را به گرسنگان ببخشی و جان ذلیلان راسیر کنی، آنگاه نور تو در تاریکی خواهددرخشید و تاریکی غلیظ تو مثل ظهر خواهد بود. bible_en_fa Against whom do ye sport yourselves? against whom make ye a wide mouth, and draw out the tongue? are ye not children of transgression, a seed of falsehood, و خداوند تو را همیشه هدایت نموده، جان تورا در مکان های خشک سیر خواهد کرد واستخوانهایت را قوی خواهد ساخت و تو مثل باغ سیرآب و مانند چشمه آب که آبش کم نشودخواهی بود. bible_en_fa Enflaming yourselves with idols under every green tree, slaying the children in the valleys under the clifts of the rocks? و کسان تو خرابه های قدیم را بناخواهند نمود و تو اساسهای دوره های بسیار رابرپا خواهی داشت و تو را عمارت کننده رخنه هاو مرمت کننده کوچه‌ها برای سکونت خواهندخواند. bible_en_fa Among the smooth stones of the stream is thy portion; they, they are thy lot: even to them hast thou poured a drink offering, thou hast offered a meat offering. Should I receive comfort in these? «اگر پای خود را از سبت نگاه داری وخوشی خود را در روز مقدس من بجا نیاوری وسبت را خوشی و مقدس خداوند و محترم بخوانی و آن را محترم داشته، به راههای خودرفتار ننمایی و خوشی خود را نجویی و سخنان خود را نگویی،آنگاه در خداوند متلذذخواهی شد و تو را بر مکان های بلند زمین سوارخواهم کرد. و نصیب پدرت یعقوب را به توخواهم خورانید» زیرا که دهان خداوند این راگفته است. bible_en_fa Upon a lofty and high mountain hast thou set thy bed: even thither wentest thou up to offer sacrifice. آنگاه در خداوند متلذذخواهی شد و تو را بر مکان های بلند زمین سوارخواهم کرد. و نصیب پدرت یعقوب را به توخواهم خورانید» زیرا که دهان خداوند این راگفته است. bible_en_fa Behind the doors also and the posts hast thou set up thy remembrance: for thou hast discovered thyself to another than me, and art gone up; thou hast enlarged thy bed, and made thee a covenant with them; thou lovedst their bed where thou sawest it. هان دست خداوند کوتاه نیست تانرهاند و گوش او سنگین نی تا نشنود. bible_en_fa And thou wentest to the king with ointment, and didst increase thy perfumes, and didst send thy messengers far off, and didst debase thyself even unto hell. لیکن خطایای شما در میان شما و خدای شماحایل شده است و گناهان شما روی او را از شماپوشانیده است تا نشنود. bible_en_fa Thou art wearied in the greatness of thy way; yet saidst thou not, There is no hope: thou hast found the life of thine hand; therefore thou wast not grieved. زیرا که دستهای شمابه خون و انگشتهای شما به شرارت آلوده شده است. لبهای شما به دروغ تکلم می‌نماید وزبانهای شما به شرارت تنطق می‌کند. bible_en_fa And of whom hast thou been afraid or feared, that thou hast lied, and hast not remembered me, nor laid it to thy heart? have not I held my peace even of old, and thou fearest me not? احدی به عدالت دعوی نمی کند و هیچکس به راستی داوری نمی نماید. به بطالت توکل دارند و به دروغ تکلم می‌نمایند. به ظلم حامله شده، شرارت رامی زایند. bible_en_fa I will declare thy righteousness, and thy works; for they shall not profit thee. از تخمهای افعی بچه برمی آورند وپرده عنکبوت می‌بافند. هرکه از تخمهای ایشان بخورد می‌میرد و آن چون شکسته گردد افعی بیرون می‌آید. bible_en_fa When thou criest, let thy companies deliver thee; but the wind shall carry them all away; vanity shall take them: but he that putteth his trust in me shall possess the land, and shall inherit my holy mountain; پرده های ایشان لباس نخواهدشد و خویشتن را از اعمال خود نخواهند پوشانیدزیرا که اعمال ایشان اعمال شرارت است و عمل ظلم در دستهای ایشان است. bible_en_fa And shall say, Cast ye up, cast ye up, prepare the way, take up the stumblingblock out of the way of my people. پایهای ایشان برای بدی دوان و به جهت ریختن خون بی‌گناهان شتابان است. افکار ایشان افکار شرارت است ودر راههای ایشان ویرانی و خرابی است. bible_en_fa For thus saith the high and lofty One that inhabiteth eternity, whose name is Holy; I dwell in the high and holy place, with him also that is of a contrite and humble spirit, to revive the spirit of the humble, and to revive the heart of the contrite ones. طریق سلامتی را نمی دانند و در راههای ایشان انصاف نیست. جاده های کج برای خود ساخته‌اند و هر‌که در آنها سالک باشد سلامتی را نخواهد دانست. bible_en_fa For I will not contend for ever, neither will I be always wroth: for the spirit should fail before me, and the souls which I have made. بنابراین انصاف از ما دور شده است و عدالت به ما نمی رسد. انتظار نور می‌کشیم و اینک ظلمت است و منتظر روشنایی هستیم اما در تاریکی غلیظ سالک می‌باشیم. bible_en_fa For the iniquity of his covetousness was I wroth, and smote him: I hid me, and was wroth, and he went on frowardly in the way of his heart. و مثل کوران برای دیوار تلمس می‌نماییم و مانند بی‌چشمان کورانه راه می‌رویم. در وقت ظهر مثل شام لغزش می‌خوریم و در میان تندرستان مانند مردگانیم. bible_en_fa I have seen his ways, and will heal him: I will lead him also, and restore comforts unto him and to his mourners. جمیع ما مثل خرسها صدا می‌کنیم و مانندفاخته‌ها ناله می‌نماییم، برای انصاف انتظارمی کشیم و نیست و برای نجات و از ما دورمی شود. bible_en_fa I create the fruit of the lips; Peace, peace to him that is far off, and to him that is near, saith the LORD; and I will heal him. زیرا که خطایای ما به حضور تو بسیار شده و گناهان ما به ضد ما شهادت می‌دهد چونکه خطایای ما با ما است و گناهان خود را می‌دانیم. bible_en_fa But the wicked are like the troubled sea, when it cannot rest, whose waters cast up mire and dirt. مرتد شده، خداوند را انکار نمودیم. از پیروی خدای خود انحراف ورزیدیم به ظلم و فتنه تکلم کردیم و به سخنان کذب حامله شده، از دل آنها راتنطق نمودیم. bible_en_fa There is no peace, saith my God, to the wicked. و انصاف به عقب رانده شده وعدالت از ما دور ایستاده است زیرا که راستی درکوچه‌ها افتاده است و استقامت نمی تواند داخل شود. bible_en_fa Cry aloud, spare not, lift up thy voice like a trumpet, and shew my people their transgression, and the house of Jacob their sins. و راستی مفقود شده است و هر‌که ازبدی اجتناب نماید خود را به یغما می‌سپارد. وچون خداوند این را دید در نظر او بد آمد که انصاف وجود نداشت. bible_en_fa Yet they seek me daily, and delight to know my ways, as a nation that did righteousness, and forsook not the ordinance of their God: they ask of me the ordinances of justice; they take delight in approaching to God. و او دید که کسی نبود وتعجب نمود که شفاعت کننده‌ای وجود نداشت از این جهت بازوی وی برای او نجات آورد وعدالت او وی را دستگیری نمود. bible_en_fa Wherefore have we fasted, say they, and thou seest not? wherefore have we afflicted our soul, and thou takest no knowledge? Behold, in the day of your fast ye find pleasure, and exact all your labours. پس عدالت را مثل زره پوشید و خود نجات را بر سر خویش نهاد. و جامه انتقام را به‌جای لباس در بر کرد وغیرت را مثل ردا پوشید. bible_en_fa Behold, ye fast for strife and debate, and to smite with the fist of wickedness: ye shall not fast as ye do this day, to make your voice to be heard on high. بر وفق اعمال ایشان، ایشان را جزا خواهد داد. به خصمان خود حدت خشم را و به دشمنان خویش مکافات و به جزایرپاداش را خواهد رسانید. bible_en_fa Is it such a fast that I have chosen? a day for a man to afflict his soul? is it to bow down his head as a bulrush, and to spread sackcloth and ashes under him? wilt thou call this a fast, and an acceptable day to the LORD? و از طرف مغرب ازنام یهوه و از طلوع آفتاب از جلال وی خواهندترسید زیرا که او مثل نهر سرشاری که باد خداوندآن را براند خواهد آمد. bible_en_fa Is not this the fast that I have chosen? to loose the bands of wickedness, to undo the heavy burdens, and to let the oppressed go free, and that ye break every yoke? و خداوند می‌گوید که نجات‌دهنده‌ای برای صهیون و برای آنانی که دریعقوب از معصیت بازگشت نمایند خواهد آمد.و خداوند می‌گوید: «اما عهد من با ایشان این است که روح من که بر تو است و کلام من که دردهان تو گذاشته‌ام از دهان تو و از دهان ذریت تو واز دهان ذریت ذریت تو دور نخواهد شد.» خداوند می‌گوید: «از الان و تا ابدالاباد.» bible_en_fa Is it not to deal thy bread to the hungry, and that thou bring the poor that are cast out to thy house? when thou seest the naked, that thou cover him; and that thou hide not thyself from thine own flesh? و خداوند می‌گوید: «اما عهد من با ایشان این است که روح من که بر تو است و کلام من که دردهان تو گذاشته‌ام از دهان تو و از دهان ذریت تو واز دهان ذریت ذریت تو دور نخواهد شد.» خداوند می‌گوید: «از الان و تا ابدالاباد.» bible_en_fa Then shall thy light break forth as the morning, and thine health shall spring forth speedily: and thy righteousness shall go before thee; the glory of the LORD shall be thy rereward. برخیز و درخشان شو زیرا نور تو آمده و جلال خداوند بر تو طالع گردیده است. bible_en_fa Then shalt thou call, and the LORD shall answer; thou shalt cry, and he shall say, Here I am. If thou take away from the midst of thee the yoke, the putting forth of the finger, and speaking vanity; زیرا اینک تاریکی جهان را و ظلمت غلیظ طوایف را خواهد پوشانید اما خداوند بر توطلوع خواهد نمود و جلال وی بر تو ظاهرخواهد شد. bible_en_fa And if thou draw out thy soul to the hungry, and satisfy the afflicted soul; then shall thy light rise in obscurity, and thy darkness be as the noonday: و امت‌ها بسوی نور تو و پادشاهان بسوی درخشندگی طلوع تو خواهند آمد. bible_en_fa And the LORD shall guide thee continually, and satisfy thy soul in drought, and make fat thy bones: and thou shalt be like a watered garden, and like a spring of water, whose waters fail not. چشمان خود را به اطراف خویش برافراز و ببین که جمیع آنها جمع شده، نزد تو می‌آیند. پسرانت از دور خواهند آمد و دخترانت را در آغوش خواهند‌آورد. bible_en_fa And they that shall be of thee shall build the old waste places: thou shalt raise up the foundations of many generations; and thou shalt be called, The repairer of the breach, The restorer of paths to dwell in. آنگاه خواهی دید و خواهی درخشید و دل تو لرزان شده، وسیع خواهد گردید، زیرا که توانگری دریا بسوی تو گردانیده خواهد شد و دولت امت‌ها نزد تو خواهد آمد. bible_en_fa If thou turn away thy foot from the sabbath, from doing thy pleasure on my holy day; and call the sabbath a delight, the holy of the LORD, honourable; and shalt honour him, not doing thine own ways, nor finding thine own pleasure, nor speaking thine own words: کثرت شتران و جمازگان مدیان و عیفه تو راخواهند پوشانید. جمیع اهل شبع خواهند آمد وطلا و بخور آورده، به تسبیح خداوند بشارت خواهند داد. bible_en_fa Then shalt thou delight thyself in the LORD; and I will cause thee to ride upon the high places of the earth, and feed thee with the heritage of Jacob thy father: for the mouth of the LORD hath spoken it. جمیع گله های قیدار نزد تو جمع خواهند شد و قوچهای نبایوت تو را خدمت خواهند نمود. به مذبح من با پذیرایی برخواهندآمد و خانه جلال خود را زینت خواهم داد. bible_en_fa Behold, the LORD's hand is not shortened, that it cannot save; neither his ear heavy, that it cannot hear: اینها کیستند که مثل ابر پرواز می‌کنند ومانند کبوتران بر وزنهای خود؟ bible_en_fa But your iniquities have separated between you and your God, and your sins have hid his face from you, that he will not hear. به درستی که جزیره‌ها و کشتیهای ترشیش اول انتظار مراخواهند کشید تا پسران تو را از دور و نقره وطلای ایشان را با ایشان بیاورند، به جهت اسم یهوه خدای تو و به جهت قدوس اسرائیل زیرا که تو را زینت داده است. bible_en_fa For your hands are defiled with blood, and your fingers with iniquity; your lips have spoken lies, your tongue hath muttered perverseness. و غریبان، حصارهای تو را بنا خواهند نمود و پادشاهان ایشان تو راخدمت خواهند کرد زیرا که در غضب خود تو رازدم لیکن به لطف خویش تو را ترحم خواهم نمود. bible_en_fa None calleth for justice, nor any pleadeth for truth: they trust in vanity, and speak lies; they conceive mischief, and bring forth iniquity. دروازه های تو نیز دائم باز خواهد بود وشب و روز بسته نخواهد گردید تا دولت امت‌ها رانزد تو بیاورند و پادشاهان ایشان همراه آورده شوند. bible_en_fa They hatch cockatrice' eggs, and weave the spider's web: he that eateth of their eggs dieth, and that which is crushed breaketh out into a viper. زیرا هر امتی و مملکتی که تو را خدمت نکند تلف خواهد شد و آن امت‌ها تمام هلاک خواهند گردید. bible_en_fa Their webs shall not become garments, neither shall they cover themselves with their works: their works are works of iniquity, and the act of violence is in their hands. جلال لبنان با درختان صنوبر و کاج و چناربا هم برای تو آورده خواهند شد تا مکان مقدس مرا زینت دهند و جای پایهای خود را تمجیدخواهم نمود. bible_en_fa Their feet run to evil, and they make hast to shed innocent blood: their thoughts are thoughts of iniquity; wasting and destruction are in their paths. و پسران آنانی که تو را ستم می رسانند خم شده، نزد تو خواهند آمد و جمیع آنانی که تو را اهانت می‌نمایند نزد کف پایهای توسجده خواهند نمود و تو را شهر یهوه و صهیون قدوس اسرائیل خواهند نامید. bible_en_fa The way of peace they know not; and there is no judgment in their goings: they have made them crooked paths: whosoever goeth therein shall not know peace. به عوض آنکه تو متروک و مبغوض بودی و کسی از میان تو گذرنمی کرد. من تو را فخر جاودانی و سرور دهرهای بسیار خواهم گردانید. bible_en_fa Therefore is judgment far from us, neither doth justice overtake us: we wait for light, but behold obscurity; for brightness, but we walk in darkness. و شیر امت‌ها را خواهی مکید و پستانهای پادشاهان را خواهی مکید وخواهی فهمید که من یهوه نجات‌دهنده تو هستم و من قدیر اسرائیل، ولی تو می‌باشم. bible_en_fa We grope for the wall like the blind, and we grope as if we had no eyes: we stumble at noonday as in the night; we are in desolate places as dead men. به‌جای برنج، طلا خواهم آورد و به‌جای آهن، نقره و به‌جای چوب، برنج و به‌جای سنگ، آهن خواهم آورد و سلامتی را ناظران تو و عدالت را حاکمان تو خواهم گردانید. bible_en_fa We roar all like bears, and mourn sore like doves: we look for judgment, but there is none; for salvation, but it is far off from us. و بار دیگر ظلم در زمین توو خرابی و ویرانی در حدود تو مسموع نخواهدشد و حصارهای خود را نجات و دروازه های خویش را تسبیح خواهی نامید. bible_en_fa For our transgressions are multiplied before thee, and our sins testify against us: for our transgressions are with us; and as for our iniquities, we know them; و بار دیگرآفتاب در روز نور تو نخواهد بود و ماه بادرخشندگی برای تو نخواهد تابید زیرا که یهوه نور جاودانی تو و خدایت زیبایی تو خواهد بود. bible_en_fa In transgressing and lying against the LORD, and departing away from our God, speaking oppression and revolt, conceiving and uttering from the heart words of falsehood. و بار دیگر آفتاب تو غروب نخواهد کرد و ماه تو زوال نخواهد پذیرفت زیرا که یهوه برای تونور جاودانی خواهد بود و روزهای نوحه گری توتمام خواهد شد. bible_en_fa And judgment is turned away backward, and justice standeth afar off: for truth is fallen in the street, and equity cannot enter. و جمیع قوم تو عادل خواهند بود و زمین را تا به ابد متصرف خواهندشد. شاخه مغروس من و عمل دست من، تاتمجید کرده شوم.صغیر هزار نفر خواهد شدو حقیر امت قوی خواهد گردید. من یهوه دروقتش تعجیل در آن خواهم نمود. bible_en_fa Yea, truth faileth; and he that departeth from evil maketh himself a prey: and the LORD saw it, and it displeased him that there was no judgment. صغیر هزار نفر خواهد شدو حقیر امت قوی خواهد گردید. من یهوه دروقتش تعجیل در آن خواهم نمود. bible_en_fa And he saw that there was no man, and wondered that there was no intercessor: therefore his arm brought salvation unto him; and his righteousness, it sustained him. روح خداوند یهوه بر من است زیراخداوند مرا مسح کرده است تامسکینان را بشارت دهم و مرا فرستاده تا شکسته دلان را التیام بخشم و اسیران را به رستگاری ومحبوسان را به آزادی ندا کنم. bible_en_fa For he put on righteousness as a breastplate, and an helmet of salvation upon his head; and he put on the garments of vengeance for clothing, and was clad with zeal as a cloke. و تا از سال پسندیده خداوند و از یوم انتقام خدای ما ندانمایم و جمیع ماتمیان را تسلی بخشم. bible_en_fa According to their deeds, accordingly he will repay, fury to his adversaries, recompence to his enemies; to the islands he will repay recompence. تا قراردهم برای ماتمیان صهیون و به ایشان ببخشم تاجی را به عوض خاکستر و روغن شادمانی را به عوض نوحه گری و ردای تسبیح را به‌جای روح کدورت تا ایشان درختان عدالت و مغروس خداوند به جهت تمجید وی نامیده شوند. bible_en_fa So shall they fear the name of the LORD from the west, and his glory from the rising of the sun. When the enemy shall come in like a flood, the Spirit of the LORD shall lift up a standard against him. و ایشان خرابه های قدیم را بنا خواهند نمودو ویرانه های سلف را بر پا خواهند داشت وشهرهای خراب شده و ویرانه های دهرهای بسیار را تعمیر خواهند نمود. bible_en_fa And the Redeemer shall come to Zion, and unto them that turn from transgression in Jacob, saith the LORD. و غریبان برپاشده، غله های شما را خواهند چرانید و بیگانگان، فلاحان و باغبانان شما خواهند بود. bible_en_fa As for me, this is my covenant with them, saith the LORD; My spirit that is upon thee, and my words which I have put in thy mouth, shall not depart out of thy mouth, nor out of the mouth of thy seed, nor out of the mouth of thy seed's seed, saith the LORD, from henceforth and for ever. و شماکاهنان خداوند نامیده خواهید شد و شما را به خدام خدای ما مسمی خواهند نمود. دولت امت‌ها را خواهید خورد و در جلال ایشان فخرخواهید نمود. bible_en_fa Arise, shine; for thy light is come, and the glory of the LORD is risen upon thee. به عوض خجالت، نصیب مضاعف خواهید یافت و به عوض رسوایی ازنصیب خود مسرور خواهند شد بنابراین ایشان درزمین خود نصیب مضاعف خواهند یافت و شادی جاودانی برای ایشان خواهد بود. bible_en_fa For, behold, the darkness shall cover the earth, and gross darkness the people: but the LORD shall arise upon thee, and his glory shall be seen upon thee. زیرا من که یهوه هستم عدالت را دوست می‌دارم و از غارت و ستم نفرت می‌دارم و اجرت ایشان را به راستی به ایشان خواهم داد و عهد جاودانی با ایشان خواهم بست. bible_en_fa And the Gentiles shall come to thy light, and kings to the brightness of thy rising. و نسل ایشان در میان امت‌ها وذریت ایشان در میان قوم‌ها معروف خواهند شد. هر‌که ایشان را بیند اعتراف خواهد نمود که ایشان ذریت مبارک خداوند می‌باشند. bible_en_fa Lift up thine eyes round about, and see: all they gather themselves together, they come to thee: thy sons shall come from far, and thy daughters shall be nursed at thy side. در خداوند شادی بسیار می‌کنم و جان من در خدای خود وجد می‌نماید زیرا که مرا به‌جامه نجات ملبس ساخته، ردای عدالت را به من پوشانید. چنانکه داماد خویشتن را به تاج آرایش می‌دهد و عروس، خود را به زیورها زینت می‌بخشد.زیرا چنانکه زمین، نباتات خود رامی رویاند و باغ، زرع خویش را نمو می‌دهد، همچنان خداوند یهوه عدالت و تسبیح را پیش روی تمامی امت‌ها خواهد رویانید. bible_en_fa Then thou shalt see, and flow together, and thine heart shall fear, and be enlarged; because the abundance of the sea shall be converted unto thee, the forces of the Gentiles shall come unto thee. زیرا چنانکه زمین، نباتات خود رامی رویاند و باغ، زرع خویش را نمو می‌دهد، همچنان خداوند یهوه عدالت و تسبیح را پیش روی تمامی امت‌ها خواهد رویانید. bible_en_fa The multitude of camels shall cover thee, the dromedaries of Midian and Ephah; all they from Sheba shall come: they shall bring gold and incense; and they shall shew forth the praises of the LORD. به‌خاطر صهیون سکوت نخواهم کرد وبه‌خاطر اورشلیم خاموش نخواهم شدتا عدالتش مثل نور طلوع کند و نجاتش مثل چراغی که افروخته باشد. bible_en_fa All the flocks of Kedar shall be gathered together unto thee, the rams of Nebaioth shall minister unto thee: they shall come up with acceptance on mine altar, and I will glorify the house of my glory. و امت‌ها، عدالت تورا و جمیع پادشاهان، جلال تو را مشاهده خواهند نمود. و تو به اسم جدیدی که دهان خداوند آن را قرار می‌دهد مسمی خواهی شد. bible_en_fa Who are these that fly as a cloud, and as the doves to their windows? و تو تاج جلال، در دست خداوند و افسرملوکانه، در دست خدای خود خواهی بود. bible_en_fa Surely the isles shall wait for me, and the ships of Tarshish first, to bring thy sons from far, their silver and their gold with them, unto the name of the LORD thy God, and to the Holy One of Israel, because he hath glorified thee. و تودیگر به متروک مسمی نخواهی شد و زمینت رابار دیگر خرابه نخواهند گفت، بلکه تو را حفصیبه و زمینت را بعوله خواهند نامید زیرا خداوند از تومسرور خواهد شد و زمین تو منکوحه خواهدگردید. bible_en_fa And the sons of strangers shall build up thy walls, and their kings shall minister unto thee: for in my wrath I smote thee, but in my favour have I had mercy on thee. زیرا چنانکه مردی جوان دوشیزه‌ای رابه نکاح خویش در می‌آورد هم چنان پسرانت تو را منکوحه خود خواهند ساخت و چنانکه داماداز عروس مبتهج می‌گردد هم چنان خدایت از تومسرور خواهد بود. bible_en_fa Therefore thy gates shall be open continually; they shall not be shut day nor night; that men may bring unto thee the forces of the Gentiles, and that their kings may be brought. ‌ای اورشلیم دیده بانان برحصارهای تو گماشته‌ام که هر روز و هرشب همیشه سکوت نخواهند کرد. ای متذکران خداوند خاموش مباشید! bible_en_fa For the nation and kingdom that will not serve thee shall perish; yea, those nations shall be utterly wasted. و او را آرامی ندهیدتا اورشلیم را استوار کرده، آن را در جهان محل تسبیح بسازد. bible_en_fa The glory of Lebanon shall come unto thee, the fir tree, the pine tree, and the box together, to beautify the place of my sanctuary; and I will make the place of my feet glorious. خداوند به‌دست راست خود و به بازوی قوی خویش قسم خورده، گفته است که بار دیگرغله تو را ماکول دشمنانت نسازم و غریبان، شراب تو را که برایش زحمت کشیده‌ای نخواهندنوشید. bible_en_fa The sons also of them that afflicted thee shall come bending unto thee; and all they that despised thee shall bow themselves down at the soles of thy feet; and they shall call thee, The city of the LORD, The Zion of the Holy One of Israel. بلکه آنانی که آن را می‌چینند آن راخورده، خداوند را تسبیح خواهند نمود و آنانی که آن را جمع می‌کنند آن را در صحنهای قدس من خواهند نوشید. bible_en_fa Whereas thou hast been forsaken and hated, so that no man went through thee, I will make thee an eternal excellency, a joy of many generations. بگذرید از دروازه هابگذرید. طریق قوم را مهیا سازید و شاهراه را بلندکرده، مرتفع سازید و سنگها را برچیده علم را به جهت قوم‌ها برپا نمایید. bible_en_fa Thou shalt also suck the milk of the Gentiles, and shalt suck the breast of kings: and thou shalt know that I the LORD am thy Saviour and thy Redeemer, the mighty One of Jacob. اینک خداوند تااقصای زمین اعلان کرده است، پس به دخترصهیون بگویید اینک نجات تو می‌آید. همانااجرت او همراهش و مکافات او پیش رویش می‌باشد.و ایشان را به قوم مقدس و فدیه شدگان خداوند مسمی خواهند ساخت و تو به مطلوب و شهر غیر متروک نامیده خواهی شد. bible_en_fa For brass I will bring gold, and for iron I will bring silver, and for wood brass, and for stones iron: I will also make thy officers peace, and thine exactors righteousness. و ایشان را به قوم مقدس و فدیه شدگان خداوند مسمی خواهند ساخت و تو به مطلوب و شهر غیر متروک نامیده خواهی شد. bible_en_fa Violence shall no more be heard in thy land, wasting nor destruction within thy borders; but thou shalt call thy walls Salvation, and thy gates Praise. این کیست که از ادوم با لباس سرخ ازبصره می‌آید؟ یعنی‌این که به لباس جلیل خود ملبس است و در کثرت قوت خویش می‌خرامد؟ من که به عدالت تکلم می‌کنم و برای نجات، زورآور می‌باشم. bible_en_fa The sun shall be no more thy light by day; neither for brightness shall the moon give light unto thee: but the LORD shall be unto thee an everlasting light, and thy God thy glory. چرا لباس تو سرخ است و جامه تو مثل کسی‌که چرخشت را پایمال کند؟ bible_en_fa Thy sun shall no more go down; neither shall thy moon withdraw itself: for the LORD shall be thine everlasting light, and the days of thy mourning shall be ended. من چرخشت را تنها پایمال نمودم واحدی از قوم‌ها با من نبود و ایشان را بغضب خودپایمال کردم و بحدت خشم خویش لگد کوب نمودم و خون ایشان به لباس من پاشیده شده، تمامی جامه خود را آلوده ساختم. bible_en_fa Thy people also shall be all righteous: they shall inherit the land for ever, the branch of my planting, the work of my hands, that I may be glorified. زیرا که یوم انتقام در دل من بود و سال فدیه شدگانم رسیده بود. bible_en_fa A little one shall become a thousand, and a small one a strong nation: I the LORD will hasten it in his time. و نگریستم و اعانت کننده‌ای نبود و تعجب نمودم زیرا دستگیری نبود. لهذا بازوی من مرانجات داد و حدت خشم من مرا دستگیری نمود. bible_en_fa The Spirit of the Lord GOD is upon me; because the LORD hath anointed me to preach good tidings unto the meek; he hath sent me to bind up the brokenhearted, to proclaim liberty to the captives, and the opening of the prison to them that are bound; و قوم‌ها را به غضب خود پایمال نموده، ایشان را از حدت خشم خویش مست ساختم. و خون ایشان را بر زمین ریختم. bible_en_fa To proclaim the acceptable year of the LORD, and the day of vengeance of our God; to comfort all that mourn; احسانهای خداوند و تسبیحات خداوند راذکر خواهم نمود برحسب هر‌آنچه خداوند برای ما عمل نموده است و به موجب کثرت احسانی که برای خاندان اسرائیل موافق رحمت‌ها و وفوررافت خود بجا آورده است. bible_en_fa To appoint unto them that mourn in Zion, to give unto them beauty for ashes, the oil of joy for mourning, the garment of praise for the spirit of heaviness; that they might be called trees of righteousness, the planting of the LORD, that he might be glorified. زیرا گفته است: ایشان قوم من و پسرانی که خیانت نخواهند کردمی باشند، پس نجات‌دهنده ایشان شده است. bible_en_fa And they shall build the old wastes, they shall raise up the former desolations, and they shall repair the waste cities, the desolations of many generations. او در همه تنگیهای ایشان به تنگ آورده شد وفرشته حضور وی ایشان را نجات داد. در محبت و حلم خود ایشان را فدیه داد و در جمیع ایام قدیم، متحمل ایشان شده، ایشان را برداشت. bible_en_fa And strangers shall stand and feed your flocks, and the sons of the alien shall be your plowmen and your vinedressers. اما ایشان عاصی شده، روح قدوس او رامحزون ساختند، پس برگشته، دشمن ایشان شد واو خود با ایشان جنگ نمود. bible_en_fa But ye shall be named the Priests of the LORD: men shall call you the Ministers of our God: ye shall eat the riches of the Gentiles, and in their glory shall ye boast yourselves. آنگاه ایام قدیم و موسی و قوم خویش رابیاد آورد (و گفت ) کجاست آنکه ایشان را با شبان گله خود از دریا برآورد و کجا است آنکه روح قدوس خود را در میان ایشان نهاد؟ bible_en_fa For your shame ye shall have double; and for confusion they shall rejoice in their portion: therefore in their land they shall possess the double: everlasting joy shall be unto them. که بازوی جلیل خود را به‌دست راست موسی خرامان ساخت و آبها را پیش روی ایشان منشق گردانیدتا اسم جاودانی برای خویش پیدا کند؟ bible_en_fa For I the LORD love judgment, I hate robbery for burnt offering; and I will direct their work in truth, and I will make an everlasting covenant with them. آنکه ایشان را در لجه‌ها مثل اسب در بیابان رهبری نمود که لغزش نخورند. bible_en_fa And their seed shall be known among the Gentiles, and their offspring among the people: all that see them shall acknowledge them, that they are the seed which the LORD hath blessed. مثل بهایمی که به وادی فرود می‌روند روح خداوند ایشان را آرامی بخشید. هم چنان قوم خود را رهبری نمودی تابرای خود اسم مجید پیدا نمایی. bible_en_fa I will greatly rejoice in the LORD, my soul shall be joyful in my God; for he hath clothed me with the garments of salvation, he hath covered me with the robe of righteousness, as a bridegroom decketh himself with ornaments, and as a bride adorneth herself with her jewels. از آسمان بنگر و از مسکن قدوسیت وجلال خویش نظر افکن. غیرت جبروت تو کجااست؟ جوشش دل و رحمت های تو که به من نمودی بازداشته شده است. bible_en_fa For as the earth bringeth forth her bud, and as the garden causeth the things that are sown in it to spring forth; so the Lord GOD will cause righteousness and praise to spring forth before all the nations. به درستی که توپدر ما هستی اگر‌چه ابراهیم ما را نشناسد واسرائیل ما را بجا نیاورد، اما تو‌ای یهوه، پدر ما وولی ما هستی و نام تو از ازل می‌باشد. bible_en_fa For Zion's sake will I not hold my peace, and for Jerusalem's sake I will not rest, until the righteousness thereof go forth as brightness, and the salvation thereof as a lamp that burneth. پس‌ای خداوند ما را از طریق های خود چرا گمراه ساختی و دلهای ما را سخت گردانیدی تا از تونترسیم. به‌خاطر بندگانت و اسباط میراث خودرجعت نما. bible_en_fa And the Gentiles shall see thy righteousness, and all kings thy glory: and thou shalt be called by a new name, which the mouth of the LORD shall name. قوم مقدس تو اندک زمانی آن رامتصرف بودند و دشمنان ما مکان قدس تو راپایمال نمودند.و ما مثل کسانی که تو هرگز برایشان حکمرانی نکرده باشی و به نام تو نامیده نشده باشند گردیده‌ایم. bible_en_fa Thou shalt also be a crown of glory in the hand of the LORD, and a royal diadem in the hand of thy God. و ما مثل کسانی که تو هرگز برایشان حکمرانی نکرده باشی و به نام تو نامیده نشده باشند گردیده‌ایم. bible_en_fa Thou shalt no more be termed Forsaken; neither shall thy land any more be termed Desolate: but thou shalt be called Hephzi-bah, and thy land Beulah: for the LORD delighteth in thee, and thy land shall be married. کاش که آسمانها را منشق ساخته، نازل می شدی و کوهها از رویت تو متزلزل می‌گشت. bible_en_fa For as a young man marrieth a virgin, so shall thy sons marry thee: and as the bridegroom rejoiceth over the bride, so shall thy God rejoice over thee. مثل آتشی که خورده چوبها رامشتعل سازد و ناری که آب را به جوش آورد تانام خود را بر دشمنانت معروف سازی و امت‌ها ازرویت تو لرزان گردند. bible_en_fa I have set watchmen upon thy walls, O Jerusalem, which shall never hold their peace day nor night: ye that make mention of the LORD, keep not silence, حینی که کارهای هولناک را که منتظر آنها نبودیم بجا آوردی. آنگاه نزول فرمودی و کوهها از رویت تو متزلزل گردید. bible_en_fa And give him no rest, till he establish, and till he make Jerusalem a praise in the earth. زیرا که از ایام قدیم نشنیدند و استماع ننمودند و چشم خدایی را غیر از تو که برای منتظران خویش بپردازد ندید. bible_en_fa The LORD hath sworn by his right hand, and by the arm of his strength, Surely I will no more give thy corn to be meat for thine enemies; and the sons of the stranger shall not drink thy wine, for the which thou hast laboured: تو آنانی را که شادمانند و عدالت را بجا می‌آورند و به راههای تو تو را به یاد می‌آورند ملاقات می‌کنی. اینک توغضبناک شدی و ما گناه کرده‌ایم در اینها مدت مدیدی بسر بردیم و آیا نجات توانیم یافت؟ bible_en_fa But they that have gathered it shall eat it, and praise the LORD; and they that have brought it together shall drink it in the courts of my holiness. زیرا که جمیع ما مثل شخص نجس شده‌ایم وهمه اعمال عادله ما مانند لته ملوث می‌باشد. وهمگی ما مثل برگ، پژمرده شده، گناهان ما مثل باد، ما را می‌رباید. bible_en_fa Go through, go through the gates; prepare ye the way of the people; cast up, cast up the highway; gather out the stones; lift up a standard for the people. و کسی نیست که اسم تو رابخواند یا خویشتن را برانگیزاند تا به تو متمسک شود زیرا که روی خود را از ما پوشیده‌ای و ما رابه‌سبب گناهان ما گداخته‌ای. bible_en_fa Behold, the LORD hath proclaimed unto the end of the world, Say ye to the daughter of Zion, Behold, thy salvation cometh; behold, his reward is with him, and his work before him. اما الان‌ای خداوند، تو پدر ما هستی. ما گل هستیم و تو صانع ما هستی و جمیع ما مصنوع دستهای تو می‌باشیم. bible_en_fa And they shall call them, The holy people, The redeemed of the LORD: and thou shalt be called, Sought out, A city not forsaken. ‌ای خداوند بشدت غضبناک مباش و گناه را تا به ابد بخاطر مدار. هان ملاحظه نما که همگی ما قوم تو هستیم. bible_en_fa Who is this that cometh from Edom, with dyed garments from Bozrah? this that is glorious in his apparel, travelling in the greatness of his strength? I that speak in righteousness, mighty to save. شهرهای مقدس تو بیابان شده. صهیون، بیابان و اورشلیم، ویرانه گردیده است. bible_en_fa Wherefore art thou red in thine apparel, and thy garments like him that treadeth in the winefat? خانه مقدس و زیبای ما که پدران ما تو را در آن تسبیح می خواندند به آتش سوخته شده و تمامی نفایس ما به خرابی مبدل گردیده است.‌ای خداوندآیا با وجود این همه، خودداری می‌کنی وخاموش شده، ما را بشدت رنجور می‌سازی؟ bible_en_fa I have trodden the winepress alone; and of the people there was none with me: for I will tread them in mine anger, and trample them in my fury; and their blood shall be sprinkled upon my garments, and I will stain all my raiment. ‌ای خداوندآیا با وجود این همه، خودداری می‌کنی وخاموش شده، ما را بشدت رنجور می‌سازی؟ bible_en_fa For the day of vengeance is in mine heart, and the year of my redeemed is come. «آنانی که مرا طلب ننمودند مرا جستندو آنانی که مرا نطلبیدند مرا یافتند. و به قومی که به اسم من نامیده نشدند گفتم لبیک لبیک. bible_en_fa And I looked, and there was none to help; and I wondered that there was none to uphold: therefore mine own arm brought salvation unto me; and my fury, it upheld me. تمامی روز دستهای خود را بسوی قوم متمردی که موافق خیالات خود به راه ناپسندیده سلوک می‌نمودند دراز کردم. bible_en_fa And I will tread down the people in mine anger, and make them drunk in my fury, and I will bring down their strength to the earth. قومی که پیش رویم غضب مرا همیشه بهیجان می‌آورند، که درباغات قربانی می‌گذرانند و بر آجرها بخورمی سوزانند. bible_en_fa I will mention the lovingkindnesses of the LORD, and the praises of the LORD, according to all that the LORD hath bestowed on us, and the great goodness toward the house of Israel, which he hath bestowed on them according to his mercies, and according to the multitude of his lovingkindnesses. که در قبرها ساکن شده، در مغاره هامنزل دارند، که گوشت خنزیر می‌خورند وخورش نجاسات در ظروف ایشان است. bible_en_fa For he said, Surely they are my people, children that will not lie: so he was their Saviour. که می‌گویند: «در جای خود بایست و نزدیک من میازیرا که من از تو مقدس تر هستم.» اینان دود دربینی من می‌باشند و آتشی که تمامی روز مشتعل است. bible_en_fa In all their affliction he was afflicted, and the angel of his presence saved them: in his love and in his pity he redeemed them; and he bare them, and carried them all the days of old. همانا این پیش من مکتوب است. پس ساکت نخواهم شد بلکه پاداش خواهم داد و به آغوش ایشان مکافات خواهم رسانید. bible_en_fa But they rebelled, and vexed his holy Spirit: therefore he was turned to be their enemy, and he fought against them. خداوندمی گوید درباره گناهان شما و گناهان پدران شما باهم که بر کوهها بخور‌سوزانیدید و مرا بر تلهااهانت نمودید پس جزای اعمال شما را اول به آغوش شما خواهم رسانید.» bible_en_fa Then he remembered the days of old, Moses, and his people, saying, Where is he that brought them up out of the sea with the shepherd of his flock? where is he that put his holy Spirit within him? خداوند چنین می‌گوید: «چنانکه شیره درخوشه یافت می‌شود و می‌گویند آن را فاسدمساز زیرا که برکت در آن است. همچنان به‌خاطر بندگان خود عمل خواهم نمود تا (ایشان را)بالکل هلاک نسازم. bible_en_fa That led them by the right hand of Moses with his glorious arm, dividing the water before them, to make himself an everlasting name? بلکه نسلی از یعقوب ووارثی برای کوههای خویش از یهودا به ظهورخواهم آورد. و برگزیدگانم ورثه آن و بندگانم ساکن آن خواهند شد. bible_en_fa That led them through the deep, as an horse in the wilderness, that they should not stumble? و شارون، مرتع گله‌ها ووادی عاکور، خوابگاه رمه‌ها به جهت قوم من که مرا طلبیده‌اند خواهد شد. bible_en_fa As a beast goeth down into the valley, the Spirit of the LORD caused him to rest: so didst thou lead thy people, to make thyself a glorious name. و اما شما که خداوند را ترک کرده و کوه مقدس مرا فراموش نموده‌اید، و مائده‌ای به جهت بخت مهیا ساخته وشراب ممزوج به جهت اتفاق ریخته‌اید، bible_en_fa Look down from heaven, and behold from the habitation of thy holiness and of thy glory: where is thy zeal and thy strength, the sounding of thy bowels and of thy mercies toward me? are they restrained? پس شما را به جهت شمشیر مقدر ساختم و جمیع شما برای قتل خم خواهید شد زیرا که چون خواندم جواب ندادید و چون سخن گفتم نشنیدید و آنچه را که در نظر من ناپسند بود بعمل آوردید و آنچه را که نخواستم برگزیدید.» bible_en_fa Doubtless thou art our father, though Abraham be ignorant of us, and Israel acknowledge us not: thou, O LORD, art our father, our redeemer; thy name is from everlasting. بنابراین خداوند یهوه می‌گوید: «هان بندگان من خواهند خورد اما شما گرسنه خواهید بود اینک بندگانم خواهند نوشید اما شما تشنه خواهید بود. همانا بندگانم شادی خواهند کرد اما شما خجل خواهید گردید. bible_en_fa O LORD, why hast thou made us to err from thy ways, and hardened our heart from thy fear? Return for thy servants' sake, the tribes of thine inheritance. اینک بندگانم از خوشی دل، ترنم خواهند نمود اما شما از کدورت دل، فریادخواهید نمود و از شکستگی روح، ولوله خواهیدکرد. bible_en_fa The people of thy holiness have possessed it but a little while: our adversaries have trodden down thy sanctuary. و نام خود را برای برگزیدگان من به‌جای لعنت، ترک خواهید نمود پس خداوند یهوه تو رابقتل خواهد رسانید و بندگان خویش را به اسم دیگر خواهد نامید. bible_en_fa We are thine: thou never barest rule over them; they were not called by thy name. پس هرکه خویشتن رابروی زمین برکت دهد خویشتن را به خدای حق برکت خواهد داد و هرکه بروی زمین قسم خوردبه خدای حق قسم خواهد خورد. زیرا که تنگیهای اولین فراموش شده و از نظر من پنهان گردیده است. bible_en_fa Oh that thou wouldest rend the heavens, that thou wouldest come down, that the mountains might flow down at thy presence, زیرا اینک من آسمانی جدید و زمینی جدید خواهم آفرید و چیزهای پیشین بیادنخواهد آمد و بخاطر نخواهد گذشت. bible_en_fa As when the melting fire burneth, the fire causeth the waters to boil, to make thy name known to thine adversaries, that the nations may tremble at thy presence! بلکه ازآنچه من خواهم آفرید، شادی کنید و تا به ابدوجد نمایید زیرا اینک اورشلیم را محل وجد وقوم او را محل شادمانی خواهم آفرید. bible_en_fa When thou didst terrible things which we looked not for, thou camest down, the mountains flowed down at thy presence. و ازاورشلیم وجد خواهم نمود و از قوم خود شادی خواهم کرد و آواز گریه و آواز ناله بار دیگر در اوشنیده نخواهد شد. bible_en_fa For since the beginning of the world men have not heard, nor perceived by the ear, neither hath the eye seen, O God, beside thee, what he hath prepared for him that waiteth for him. و بار دیگر طفل کم روز ازآنجا نخواهد بود و نه مرد پیر که عمر خود را به اتمام نرسانیده باشد زیرا که طفل در سن صدسالگی خواهد مرد لیکن گناهکار صد ساله ملعون خواهد بود. bible_en_fa Thou meetest him that rejoiceth and worketh righteousness, those that remember thee in thy ways: behold, thou art wroth; for we have sinned: in those is continuance, and we shall be saved. و خانه‌ها بنا کرده، در آنها ساکن خواهند شد و تاکستانها غرس نموده، میوه آنها راخواهند خورد. bible_en_fa But we are all as an unclean thing, and all our righteousnesses are as filthy rags; and we all do fade as a leaf; and our iniquities, like the wind, have taken us away. بنا نخواهند کرد تا دیگران سکونت نمایند و آنچه را که غرس می‌نماینددیگران نخواهند خورد. زیرا که ایام قوم من مثل ایام درخت خواهد بود و برگزیدگان من از عمل دستهای خود تمتع خواهند برد. bible_en_fa And there is none that calleth upon thy name, that stirreth up himself to take hold of thee: for thou hast hid thy face from us, and hast consumed us, because of our iniquities. زحمت بیجانخواهند کشید و اولاد به جهت اضطراب نخواهند زایید زیرا که اولاد برکت یافتگان خداوند هستند و ذریت ایشان با ایشانند. bible_en_fa But now, O LORD, thou art our father; we are the clay, and thou our potter; and we all are the work of thy hand. وقبل از آنکه بخوانند من جواب خواهم داد. و پیش از آنکه سخن گویند من خواهم شنید.گرگ وبره با هم خواهند چرید و شیر مثل گاو کاه خواهد خورد و خوراک مار خاک خواهد بود.خداوند می‌گوید که در تمامی کوه مقدس من، ضرر نخواهند رسانید و فساد نخواهندنمود.» bible_en_fa Be not wroth very sore, O LORD, neither remember iniquity for ever: behold, see, we beseech thee, we are all thy people. گرگ وبره با هم خواهند چرید و شیر مثل گاو کاه خواهد خورد و خوراک مار خاک خواهد بود.خداوند می‌گوید که در تمامی کوه مقدس من، ضرر نخواهند رسانید و فساد نخواهندنمود.» bible_en_fa Thy holy cities are a wilderness, Zion is a wilderness, Jerusalem a desolation. خداوند چنین می‌گوید: «آسمانهاکرسی من و زمین پای انداز من است، پس خانه‌ای که برای من بنا می‌کنید کجا است؟ ومکان آرام من کجا؟» bible_en_fa Our holy and our beautiful house, where our fathers praised thee, is burned up with fire: and all our pleasant things are laid waste. خداوند می‌گوید: «دست من همه این چیزها را ساخت پس جمیع اینهابوجود آمد اما به این شخص که مسکین و شکسته دل و از کلام من لرزان باشد، نظر خواهم کرد. bible_en_fa Wilt thou refrain thyself for these things, O LORD? wilt thou hold thy peace, and afflict us very sore? کسی‌که گاوی ذبح نماید مثل قاتل انسان است و کسی‌که گوسفندی ذبح کند مثل شخصی است که گردن سگ را بشکند. و آنکه هدیه‌ای بگذراندمثل کسی است که خون خنزیری را بریزد و آنکه بخور‌سوزاند مثل شخصی است که بتی را تبریک نماید و ایشان راههای خود را اختیار کرده‌اند وجان ایشان از رجاسات خودشان مسرور است. bible_en_fa I am sought of them that asked not for me; I am found of them that sought me not: I said, Behold me, behold me, unto a nation that was not called by my name. پس من نیز مصیبت های ایشان را اختیار خواهم کرد و ترسهای ایشان را بر ایشان عارض خواهم گردانید، زیرا چون خواندم کسی جواب نداد وچون تکلم نمودم ایشان نشنیدند بلکه آنچه را که در نظر من ناپسند بود بعمل آوردند و آنچه را که نخواستم اختیار کردند.» bible_en_fa I have spread out my hands all the day unto a rebellious people, which walketh in a way that was not good, after their own thoughts; ‌ای آنانی که از کلام خداوند می‌لرزید سخن او را بشنوید. برادران شما که از شما نفرت دارندو شما را بخاطر اسم من از خود می‌رانندمی گویند: خداوند تمجید کرده شود تا شادی شما را ببینم لیکن ایشان خجل خواهند شد. bible_en_fa A people that provoketh me to anger continually to my face; that sacrificeth in gardens, and burneth incense upon altars of brick; آواز غوغا از شهر، صدایی از هیکل، آوازخداوند است که به دشمنان خود مکافات می‌رساند. bible_en_fa Which remain among the graves, and lodge in the monuments, which eat swine's flesh, and broth of abominable things is in their vessels; قبل از آنکه درد زه بکشد، زایید. پیش از آنکه درد او را فرو‌گیرد اولاد نرینه‌ای آورد. bible_en_fa Which say, Stand by thyself, come not near to me; for I am holier than thou. These are a smoke in my nose, a fire that burneth all the day. کیست که مثل این را شنیده و کیست که مثل این را دیده باشد؟ آیا ولایتی در یک روزمولود گردد و قومی یکدفعه زاییده شود؟ زیرا صهیون به مجرد درد زه کشیدن پسران خود را زایید. bible_en_fa Behold, it is written before me: I will not keep silence, but will recompense, even recompense into their bosom, خداوند می‌گوید: «آیا من بفم رحم برسانم و نزایانم؟» و خدای تومی گوید: «آیا من که زایاننده هستم، رحم راببندم؟» bible_en_fa Your iniquities, and the iniquities of your fathers together, saith the LORD, which have burned incense upon the mountains, and blasphemed me upon the hills: therefore will I measure their former work into their bosom. ‌ای همه آنانی که اورشلیم را دوست می‌دارید با او شادی کنید و برایش وجد نمایید. وای همه آنانی که برای او ماتم می‌گیرید، با اوشادی بسیار نمایید. bible_en_fa Thus saith the LORD, As the new wine is found in the cluster, and one saith, Destroy it not; for a blessing is in it: so will I do for my servants' sakes, that I may not destroy them all. تا از پستانهای تسلیات اوبمکید و سیر شوید و بدوشید و از فراوانی جلال او محظوظ گردید. bible_en_fa And I will bring forth a seed out of Jacob, and out of Judah an inheritor of my mountains: and mine elect shall inherit it, and my servants shall dwell there. زیرا خداوند چنین می‌گوید: «اینک من سلامتی را مثل نهر و جلال امت‌ها را مانند نهر سرشار به او خواهم رسانید. وشما خواهید مکید و در آغوش او برداشته شده، بر زانوهایش بناز پرورده خواهید شد.» bible_en_fa And Sharon shall be a fold of flocks, and the valley of Achor a place for the herds to lie down in, for my people that have sought me. و مثل کسی‌که مادرش او را تسلی دهد همچنین من شمارا تسلی خواهم داد ودر اورشلیم تسلی خواهیدیافت.» bible_en_fa But ye are they that forsake the LORD, that forget my holy mountain, that prepare a table for that troop, and that furnish the drink offering unto that number. پس چون این را بینید دل شما شادمان خواهد شد و استخوانهای شما مثل گیاه سبز وخرم خواهد گردید و دست خداوند بر بندگانش معروف خواهد شد اما بر دشمنان خود غضب خواهد نمود. bible_en_fa Therefore will I number you to the sword, and ye shall all bow down to the slaughter: because when I called, ye did not answer; when I spake, ye did not hear; but did evil before mine eyes, and did choose that wherein I delighted not. زیرا اینک خداوند با آتش خواهد آمد و ارابه های او مثل گردباد تاغضب خود را با حدت و عتاب خویش را باشعله آتش به انجام رساند. bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD, Behold, my servants shall eat, but ye shall be hungry: behold, my servants shall drink, but ye shall be thirsty: behold, my servants shall rejoice, but ye shall be ashamed: زیرا خداوند باآتش و شمشیر خود بر تمامی بشر داوری خواهد نمود و مقتولان خداوند بسیار خواهندبود. bible_en_fa Behold, my servants shall sing for joy of heart, but ye shall cry for sorrow of heart, and shall howl for vexation of spirit. و خداوند می‌گوید: «آنانی که از عقب یکنفر که در وسط باشد خویشتن را در باغات تقدیس و تطهیر می‌نمایند و گوشت خنزیر ورجاسات و گوشت موش می‌خورند با هم تلف خواهند شد. bible_en_fa And ye shall leave your name for a curse unto my chosen: for the Lord GOD shall slay thee, and call his servants by another name: و من اعمال و خیالات ایشان راجزا خواهم داد و آمده، جمیع امت‌ها و زبانها راجمع خواهم کرد و ایشان آمده، جلال مراخواهند دید. bible_en_fa That he who blesseth himself in the earth shall bless himself in the God of truth; and he that sweareth in the earth shall swear by the God of truth; because the former troubles are forgotten, and because they are hid from mine eyes. و آیتی در میان ایشان برپاخواهم داشت و آنانی را که از ایشان نجات یابندنزد امت‌ها به ترشیش و فول و تیراندازان لود وتوبال و یونان و جزایر بعیده که آوازه مرانشنیده‌اند و جلال مرا ندیده‌اند خواهم فرستاد تاجلال مرا در میان امت‌ها شایع سازند.» bible_en_fa For, behold, I create new heavens and a new earth: and the former shall not be remembered, nor come into mind. وخداوند می‌گوید که ایشان جمیع برادران شما رااز تمامی امت‌ها بر اسبان و ارابه‌ها و تخت روانهاو قاطران و شتران به کوه مقدس من اورشلیم به جهت خداوند هدیه خواهند‌آورد. چنانکه بنی‌اسرائیل هدیه خود را در ظرف پاک به خانه خداوند می‌آورند. bible_en_fa But be ye glad and rejoice for ever in that which I create: for, behold, I create Jerusalem a rejoicing, and her people a joy. و خداوند می‌گویدکه از ایشان نیز کاهنان و لاویان خواهند گرفت. bible_en_fa And I will rejoice in Jerusalem, and joy in my people: and the voice of weeping shall be no more heard in her, nor the voice of crying. زیرا خداوند می‌گوید: «چنانکه آسمانهای جدید و زمین جدیدی که من آنها را خواهم ساخت در حضور من پایدار خواهد ماندهمچنان ذریت شما و اسم شما پایدار خواهد ماند.»و خداوند می‌گوید که از غره ماه تاغره دیگر و از سبت تا سبت دیگر تمامی بشرخواهند آمد تا به حضور من سجده نمایند. bible_en_fa There shall be no more thence an infant of days, nor an old man that hath not filled his days: for the child shall die an hundred years old; but the sinner being an hundred years old shall be accursed. و خداوند می‌گوید که از غره ماه تاغره دیگر و از سبت تا سبت دیگر تمامی بشرخواهند آمد تا به حضور من سجده نمایند. bible_en_fa And they shall build houses, and inhabit them; and they shall plant vineyards, and eat the fruit of them. کلام ارمیا ابن حلقیا از کاهنانی که درعناتوت در زمین بنیامین بودند. bible_en_fa They shall not build, and another inhabit; they shall not plant, and another eat: for as the days of a tree are the days of my people, and mine elect shall long enjoy the work of their hands. که کلام خداوند در ایام یوشیا ابن آمون پادشاه یهودا درسال سیزدهم از سلطنت او بر وی نازل شد. bible_en_fa They shall not labour in vain, nor bring forth for trouble; for they are the seed of the blessed of the LORD, and their offspring with them. و درایام یهویاقیم بن یوشیا پادشاه یهودا تا آخر سال یازدهم صدقیا ابن یوشیا پادشاه یهودا نازل می‌شد تا زمانی که اورشلیم در ماه پنجم به اسیری برده شد. bible_en_fa And it shall come to pass, that before they call, I will answer; and while they are yet speaking, I will hear. پس کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa The wolf and the lamb shall feed together, and the lion shall eat straw like the bullock: and dust shall be the serpent's meat. They shall not hurt nor destroy in all my holy mountain, saith the LORD. «قبل از آنکه تو را در شکم صورت بندم تو راشناختم و قبل از بیرون آمدنت از رحم تو راتقدیس نمودم و تو را نبی امت‌ها قرار دادم.» bible_en_fa Thus saith the LORD, The heaven is my throne, and the earth is my footstool: where is the house that ye build unto me? and where is the place of my rest? پس گفتم: «آه‌ای خداوند یهوه اینک من تکلم کردن را نمی دانم چونکه طفل هستم.» bible_en_fa For all those things hath mine hand made, and those things have been, saith the LORD: but to this man will I look, even to him that is poor and of a contrite spirit, and trembleth at my word. اماخداوند مرا گفت: «مگو من طفل هستم، زیرا هرجایی که تو را بفرستم خواهی رفت و بهر‌چه تورا امر فرمایم تکلم خواهی نمود. bible_en_fa He that killeth an ox is as if he slew a man; he that sacrificeth a lamb, as if he cut off a dog's neck; he that offereth an oblation, as if he offered swine's blood; he that burneth incense, as if he blessed an idol. Yea, they have chosen their own ways, and their soul delighteth in their abominations. از ایشان مترس زیرا خداوند می‌گوید: من با تو هستم و تورا رهایی خواهم داد.» bible_en_fa I also will choose their delusions, and will bring their fears upon them; because when I called, none did answer; when I spake, they did not hear: but they did evil before mine eyes, and chose that in which I delighted not. آنگاه خداوند دست خود را دراز کرده، دهان مرا لمس کرد و خداوندبه من گفت: «اینک کلام خود را در دهان تو نهادم. bible_en_fa Hear the word of the LORD, ye that tremble at his word; your brethren that hated you, that cast you out for my name's sake, said, Let the LORD be glorified: but he shall appear to your joy, and they shall be ashamed. بدان که تو را امروز بر امت‌ها و ممالک مبعوث کردم تا از ریشه برکنی و منهدم سازی و هلاک کنی و خراب نمایی و بنا نمایی و غرس کنی.» bible_en_fa A voice of noise from the city, a voice from the temple, a voice of the LORD that rendereth recompence to his enemies. پس کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: «ای ارمیا چه می‌بینی؟ گفتم: «شاخه‌ای از درخت بادام می‌بینم.» bible_en_fa Before she travailed, she brought forth; before her pain came, she was delivered of a man child. خداوند مرا گفت: «نیکو دیدی زیرا که من بر کلام خود دیده بانی می‌کنم تا آن رابه انجام رسانم.» bible_en_fa Who hath heard such a thing? who hath seen such things? Shall the earth be made to bring forth in one day? or shall a nation be born at once? for as soon as Zion travailed, she brought forth her children. پس کلام خداوند بار دیگر به من رسیده، گفت: «چه چیز می‌بینی؟» گفتم: «دیگی جوشنده می‌بینم که رویش از طرف شمال است.» bible_en_fa Shall I bring to the birth, and not cause to bring forth? saith the LORD: shall I cause to bring forth, and shut the womb? saith thy God. و خداوند مرا گفت: «بلایی از طرف شمال بر جمیع سکنه این زمین منبسط خواهدشد. bible_en_fa Rejoice ye with Jerusalem, and be glad with her, all ye that love her: rejoice for joy with her, all ye that mourn for her: زیرا خداوند می‌گوید اینک من جمیع قبایل ممالک شمالی را خواهم خواند و ایشان آمده، هر کس کرسی خود را در دهنه دروازه اورشلیم و بر تمامی حصارهایش گرداگرد و به ضد تمامی شهرهای یهودا برپا خواهد داشت. bible_en_fa That ye may suck, and be satisfied with the breasts of her consolations; that ye may milk out, and be delighted with the abundance of her glory. و بر ایشان احکام خود را درباره همه شرارتشان جاری خواهم ساخت چونکه مرا ترک کردند و برای خدایان غیر بخور‌سوزانیدند واعمال دستهای خود را سجده نمودند. bible_en_fa For thus saith the LORD, Behold, I will extend peace to her like a river, and the glory of the Gentiles like a flowing stream: then shall ye suck, ye shall be borne upon her sides, and be dandled upon her knees. پس توکمر خود را ببند و برخاسته، هر‌آنچه را من به توامر فرمایم به ایشان بگو و از ایشان هراسان مباش، مبادا تو را پیش روی ایشان مشوش سازم. bible_en_fa As one whom his mother comforteth, so will I comfort you; and ye shall be comforted in Jerusalem. زیرااینک من تو را امروز شهر حصاردار و ستون آهنین و حصارهای برنجین به ضد تمامی زمین برای پادشاهان یهودا و سروران و کاهنانش و قوم زمین ساختم.و ایشان با تو جنگ خواهند کرداما بر تو غالب نخواهند آمد، زیرا خداوند می گوید: من با تو هستم و تو را رهایی خواهم داد.» bible_en_fa And when ye see this, your heart shall rejoice, and your bones shall flourish like an herb: and the hand of the LORD shall be known toward his servants, and his indignation toward his enemies. و ایشان با تو جنگ خواهند کرداما بر تو غالب نخواهند آمد، زیرا خداوند می گوید: من با تو هستم و تو را رهایی خواهم داد.» bible_en_fa For, behold, the LORD will come with fire, and with his chariots like a whirlwind, to render his anger with fury, and his rebuke with flames of fire. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa For by fire and by his sword will the LORD plead with all flesh: and the slain of the LORD shall be many. «برو و به گوش اورشلیم ندا کرده، بگوخداوند چنین می‌گوید: غیرت جوانی تو ومحبت نامزد شدن تو را حینی که از عقب من دربیابان و در زمین لم یزرع می‌خرامیدی برایت به‌خاطر می‌آورم. bible_en_fa They that sanctify themselves, and purify themselves in the gardens behind one tree in the midst, eating swine's flesh, and the abomination, and the mouse, shall be consumed together, saith the LORD. اسرائیل برای خداوند مقدس ونوبر محصول او بود. خداوند می‌گوید: آنانی که اورا بخورند مجرم خواهند شد و بلا بر ایشان مستولی خواهد گردید.» bible_en_fa For I know their works and their thoughts: it shall come, that I will gather all nations and tongues; and they shall come, and see my glory. ‌ای خاندان یعقوب و جمیع قبایل خانواده اسرائیل کلام خداوند را بشنوید! bible_en_fa And I will set a sign among them, and I will send those that escape of them unto the nations, to Tarshish, Pul, and Lud, that draw the bow, to Tubal, and Javan, to the isles afar off, that have not heard my fame, neither have seen my glory; and they shall declare my glory among the Gentiles. خداوند چنین می‌گوید: «پدران شما در من چه بی‌انصافی یافتندکه از من دوری ورزیدند و اباطیل را پیروی کرده، باطل شدند؟ bible_en_fa And they shall bring all your brethren for an offering unto the LORD out of all nations upon horses, and in chariots, and in litters, and upon mules, and upon swift beasts, to my holy mountain Jerusalem, saith the LORD, as the children of Israel bring an offering in a clean vessel into the house of the LORD. و نگفتند: یهوه کجا است که ما رااز زمین مصر برآورد و ما را در بیابان و زمین ویران و پر از حفره‌ها و زمین خشک و سایه موت وزمینی که کسی از آن گذر نکند و آدمی در آن ساکن نشود رهبری نمود؟ bible_en_fa And I will also take of them for priests and for Levites, saith the LORD. و من شما را به زمین بستانها آوردم تا میوه‌ها و طیبات آن را بخورید، اما چون داخل آن شدید زمین مرا نجس ساختیدومیراث مرا مکروه گردانیدید. bible_en_fa For as the new heavens and the new earth, which I will make, shall remain before me, saith the LORD, so shall your seed and your name remain. کاهنان نگفتند: یهوه کجاست و خوانندگان تورات مرا نشناختندو شبانان بر من عاصی شدند و انبیا برای بعل نبوت کرده، در عقب چیزهای بی‌فایده رفتند. bible_en_fa And it shall come to pass, that from one new moon to another, and from one sabbath to another, shall all flesh come to worship before me, saith the LORD. بنابراین خداوند می‌گوید: بار دیگر با شما مخاصمه خواهم نمود و با پسران پسران شما مخاصمه خواهم کرد. bible_en_fa And they shall go forth, and look upon the carcases of the men that have transgressed against me: for their worm shall not die, neither shall their fire be quenched; and they shall be an abhorring unto all flesh. پس به جزیره های کتیم گذرکرده، ملاحظه نمایید و به قیدار فرستاده به دقت تعقل نمایید و دریافت کنید که آیا حادثه‌ای مثل این واقع شده باشد؟ bible_en_fa The words of Jeremiah the son of Hilkiah, of the priests that were in Anathoth in the land of Benjamin: که آیا هیچ امتی خدایان خویش را عوض کرده باشند با آنکه آنها خدانیستند؟ اما قوم من جلال خویش را به آنچه فایده‌ای ندارد عوض نمودند. bible_en_fa To whom the word of the LORD came in the days of Josiah the son of Amon king of Judah, in the thirteenth year of his reign. پس خداوندمی گوید: ای آسمانها از این متحیر باشید و به خود لرزیده، به شدت مشوش شوید! bible_en_fa It came also in the days of Jehoiakim the son of Josiah king of Judah, unto the end of the eleventh year of Zedekiah the son of Josiah king of Judah, unto the carrying away of Jerusalem captive in the fifth month. زیرا قوم من دو کار بد کرده‌اند. مرا که چشمه آب حیاتم ترک نموده و برای خود حوضها کنده‌اند، یعنی حوضهای شکسته که آب را نگاه ندارد. bible_en_fa Then the word of the LORD came unto me, saying, آیااسرائیل غلام یا خانه زاد است پس چرا غارت شده باشد؟ bible_en_fa Before I formed thee in the belly I knew thee; and before thou camest forth out of the womb I sanctified thee, and I ordained thee a prophet unto the nations. شیران ژیان بر او غرش نموده، آواز خود را بلند کردند و زمین او را ویران ساختند و شهرهایش سوخته و غیرمسکون گردیده است. bible_en_fa Then said I, Ah, Lord GOD! behold, I cannot speak: for I am a child. و پسران نوف و تحفنیس فرق تورا شکسته‌اند. bible_en_fa But the LORD said unto me, Say not, I am a child: for thou shalt go to all that I shall send thee, and whatsoever I command thee thou shalt speak. آیا این را بر خویشتن واردنیاوردی چونکه یهوه خدای خود را حینی که تورا رهبری می‌نمود ترک کردی؟ bible_en_fa Be not afraid of their faces: for I am with thee to deliver thee, saith the LORD. و الان تو را باراه مصر چه‌کار است تا آب شیحور را بنوشی؟ وتو را با راه آشور چه‌کار است تا آب فرات رابنوشی؟» bible_en_fa Then the LORD put forth his hand, and touched my mouth. And the LORD said unto me, Behold, I have put my words in thy mouth. خداوند یهوه صبایوت چنین می‌گوید: «شرارت تو، تو را تنبیه کرده و ارتداد تو، تو راتوبیخ نموده است پس بدان و ببین که این امرزشت و تلخ است که یهوه خدای خود را ترک نمودی و ترس من در تو نیست. bible_en_fa See, I have this day set thee over the nations and over the kingdoms, to root out, and to pull down, and to destroy, and to throw down, to build, and to plant. زیرا از زمان قدیم یوغ تو را شکستم و بندهای تو را گسیختم وگفتی بندگی نخواهم نمود زیرا بر هر تل بلند وزیر هر درخت سبز خوابیده، زنا کردی. bible_en_fa Moreover the word of the LORD came unto me, saying, Jeremiah, what seest thou? And I said, I see a rod of an almond tree. و من تو را مو اصیل و تخم تمام نیکو غرس نمودم پس چگونه نهال مو بیگانه برای من گردیده‌ای؟ bible_en_fa Then said the LORD unto me, Thou hast well seen: for I will hasten my word to perform it. پس اگر‌چه خویشتن را با اشنان بشویی و صابون برای خود زیاده بکار بری، اما خداوند یهوه می‌گویدکه گناه تو پیش من رقم شده است. bible_en_fa And the word of the LORD came unto me the second time, saying, What seest thou? And I said, I see a seething pot; and the face thereof is toward the north. چگونه می‌گویی که نجس نشدم و در عقب بعلیم نرفتم؟ طریق خویش را در وادی بنگر و به آنچه کردی اعتراف نما‌ای شتر تیزرو که در راههای خودمی دوی! bible_en_fa Then the LORD said unto me, Out of the north an evil shall break forth upon all the inhabitants of the land. مثل گورخر هستی که به بیابان عادت داشته، در شهوت دل خود باد را بو می‌کشد. کیست که از شهوتش او را برگرداند؟ آنانی که اورا می‌طلبند خسته نخواهند شد و او را در ماهش خواهند یافت. bible_en_fa For, lo, I will call all the families of the kingdoms of the north, saith the LORD; and they shall come, and they shall set every one his throne at the entering of the gates of Jerusalem, and against all the walls thereof round about, and against all the cities of Judah. پای خود را از برهنگی و گلوی خویش را از تشنگی باز دار. اما گفتی نی امیدنیست زیرا که غریبان را دوست داشتم و از عقب ایشان خواهم رفت. bible_en_fa And I will utter my judgments against them touching all their wickedness, who have forsaken me, and have burned incense unto other gods, and worshipped the works of their own hands. مثل دزدی که چون گرفتارشود خجل گردد. همچنین خاندان اسرائیل باپادشاهان و سروران و کاهنان و انبیای ایشان خجل خواهند شد. bible_en_fa Thou therefore gird up thy loins, and arise, and speak unto them all that I command thee: be not dismayed at their faces, lest I confound thee before them. که به چوب می‌گویند توپدر من هستی و به سنگ که تو مرا زاییده‌ای زیراکه پشت به من دادند و نه رو. اما در زمان مصیبت خود می‌گویند: برخیز و ما را نجات ده. bible_en_fa For, behold, I have made thee this day a defenced city, and an iron pillar, and brasen walls against the whole land, against the kings of Judah, against the princes thereof, against the priests thereof, and against the people of the land. پس خدایان تو که برای خود ساختی کجایند؟ ایشان در زمان مصیتت برخیزند و تو را نجات دهند. زیرا که‌ای یهودا خدایان تو به شماره شهرهای تومی باشند.» bible_en_fa And they shall fight against thee; but they shall not prevail against thee; for I am with thee, saith the LORD, to deliver thee. خداوند می‌گوید: «چرا با من مخاصمه می‌نمایید جمیع شما بر من عاصی شده‌اید. bible_en_fa Moreover the word of the LORD came to me, saying, پسران شما را عبث زده‌ام زیرا که تادیب رانمی پذیرند. شمشیر شما مثل شیر درنده انبیای شما را هلاک کرده است. bible_en_fa Go and cry in the ears of Jerusalem, saying, Thus saith the LORD; I remember thee, the kindness of thy youth, the love of thine espousals, when thou wentest after me in the wilderness, in a land that was not sown. ‌ای شما که اهل این عصر می‌باشید کلام خداوند را بفهمید! آیا من برای اسرائیل مثل بیابان یا زمین ظلمت غلیظشده‌ام؟ پس قوم من چرا می‌گویند که روسای خود شده‌ایم و بار دیگر نزد تو نخواهیم آمد. bible_en_fa Israel was holiness unto the LORD, and the firstfruits of his increase: all that devour him shall offend; evil shall come upon them, saith the LORD. آیا دوشیزه زیور خود را یا عروس آرایش خود را فراموش کند؟ اما قوم من روزهای بیشمارمرا فراموش کرده‌اند. bible_en_fa Hear ye the word of the LORD, O house of Jacob, and all the families of the house of Israel: چگونه راه خود را مهیامی سازی تا محبت را بطلبی؟ بنابراین زنان بد رانیز به راههای خود تعلیم دادی. bible_en_fa Thus saith the LORD, What iniquity have your fathers found in me, that they are gone far from me, and have walked after vanity, and are become vain? در دامنهای تونیز خون جان فقیران بی‌گناه یافته شد. آنها را درنقب زدن نیافتم بلکه بر جمیع آنها. bible_en_fa Neither said they, Where is the LORD that brought us up out of the land of Egypt, that led us through the wilderness, through a land of deserts and of pits, through a land of drought, and of the shadow of death, through a land that no man passed through, and where no man dwelt? و می‌گویی: چونکه بی‌گناه هستم غضب او از من برگردانیده خواهد شد. اینک به‌سبب گفتنت که گناه نکرده‌ام بر تو داوری خواهم نمود. bible_en_fa And I brought you into a plentiful country, to eat the fruit thereof and the goodness thereof; but when ye entered, ye defiled my land, and made mine heritage an abomination. چرا اینقدرمی شتابی تا راه خود را تبدیل نمایی؟ چنانکه ازآشور خجل شدی همچنین از مصر نیز خجل خواهی شد.از این نیز دستهای خود را برسرت نهاده، بیرون خواهی آمد. چونکه خداونداعتماد تو را خوار شمرده است پس از ایشان کامیاب نخواهی شد.» bible_en_fa The priests said not, Where is the LORD? and they that handle the law knew me not: the pastors also transgressed against me, and the prophets prophesied by Baal, and walked after things that do not profit. از این نیز دستهای خود را برسرت نهاده، بیرون خواهی آمد. چونکه خداونداعتماد تو را خوار شمرده است پس از ایشان کامیاب نخواهی شد.» bible_en_fa Wherefore I will yet plead with you, saith the LORD, and with your children's children will I plead. و می‌گوید: «اگر مرد، زن خود را طلاق دهدو او از وی جدا شده، زن مرد دیگری بشودآیا بار دیگر به آن زن رجوع خواهد نمود؟ مگرآن زمین بسیار ملوث نخواهد شد؟ لیکن خداوندمی گوید: تو با یاران بسیار زنا کردی اما نزد من رجوع نما. bible_en_fa For pass over the isles of Chittim, and see; and send unto Kedar, and consider diligently, and see if there be such a thing. چشمان خود را به بلندیها برافراز وببین که کدام جا است که در آن با تو همخواب نشده‌اند. برای ایشان بسر راهها مثل (زن ) عرب در بی�بان نشستی و زمین را به زنا و بدرفتاری خودملوث ساخ�ی. bible_en_fa Hath a nation changed their gods, which are yet no gods? but my people have changed their glory for that which doth not profit. پس بارش‌ها بازداشته شد وباران بهاری نیامد و تو را جبین زن زانیه بوده، حیارا از خود دور کردی. bible_en_fa Be astonished, O ye heavens, at this, and be horribly afraid, be ye very desolate, saith the LORD. آیا از این به بعد مرا صدانخواهی زد که‌ای پدر من، تو یار جوانی من بودی؟ bible_en_fa For my people have committed two evils; they have forsaken me the fountain of living waters, and hewed them out cisterns, broken cisterns, that can hold no water. آیا غضب خود را تا به ابد خواهد نمود وآن را تا به آخر نگاه خواهد داشت؟ اینک این راگفتی اما اعمال بد را بجا آورده، کامیاب شدی.» bible_en_fa Is Israel a servant? is he a homeborn slave? why is he spoiled? و خداوند در ایام یوشیا پادشاه به من گفت: «آیا ملاحظه کردی که اسرائیل مرتد چه کرده است؟ چگونه به فراز هر کوه بلند و زیر هردرخت سبز رفته در آنجا زنا کرده است؟ bible_en_fa The young lions roared upon him, and yelled, and they made his land waste: his cities are burned without inhabitant. و بعداز آنکه همه این کارها را کرده بود من گفتم نزد من رجوع نما، اما رجوع نکرد و خواهر خائن اویهودا این را بدید. bible_en_fa Also the children of Noph and Tahapanes have broken the crown of thy head. و من دیدم با آنکه اسرائیل مرتد زنا کرد و از همه جهات او را بیرون کردم وطلاق نامه‌ای به وی دادم لکن خواهر خائن اویهودا نترسید بلکه او نیز رفته، مرتکب زنا شد. bible_en_fa Hast thou not procured this unto thyself, in that thou hast forsaken the LORD thy God, when he led thee by the way? وواقع شد که به‌سبب سهل انگاری او در زناکاریش زمین ملوث گردید و او با سنگها و چوبها زنانمود. bible_en_fa And now what hast thou to do in the way of Egypt, to drink the waters of Sihor? or what hast thou to do in the way of Assyria, to drink the waters of the river? و نیز خداوند می‌گوید: با وجود این همه، خواهر خائن او یهودا نزد من با تمامی دل خود رجوع نکرد بلکه با ریاکاری.» bible_en_fa Thine own wickedness shall correct thee, and thy backslidings shall reprove thee: know therefore and see that it is an evil thing and bitter, that thou hast forsaken the LORD thy God, and that my fear is not in thee, saith the Lord GOD of hosts. پس خداوند مرا گفت: «اسرائیل مرتدخویشتن را از یهودای خائن عادلتر نموده است. bible_en_fa For of old time I have broken thy yoke, and burst thy bands; and thou saidst, I will not transgress; when upon every high hill and under every green tree thou wanderest, playing the harlot. لهذا برو و این سخنان را بسوی شمال نداکرده، بگو: خداوند می‌گوید: ای اسرائیل مرتدرجوع نما! و بر تو غضب نخواهم نمود زیراخداوند می‌گوید: من روف هستم و تا به ابد خشم خود را نگاه نخواهم داشت. bible_en_fa Yet I had planted thee a noble vine, wholly a right seed: how then art thou turned into the degenerate plant of a strange vine unto me? فقط به گناهانت اعتراف نما که بر یهوه خدای خویش عاصی شدی و راههای خود را زیر هر درخت سبز برای بیگانگان منشعب ساختی و خداوند می‌گوید که شما آواز مرا نشنیدید. bible_en_fa For though thou wash thee with nitre, and take thee much soap, yet thine iniquity is marked before me, saith the Lord GOD. پس خداوند می‌گوید: ای پسران مرتد رجوع نمایید زیرا که من شوهرشما هستم و از شما یک نفر از شهری و دو نفر ازقبیله‌ای گرفته، شما را به صهیون خواهم آورد. bible_en_fa How canst thou say, I am not polluted, I have not gone after Baalim? see thy way in the valley, know what thou hast done: thou art a swift dromedary traversing her ways; و به شما شبانان موافق دل خود خواهم داد که شما را به معرفت و حکمت خواهند چرانید. bible_en_fa A wild ass used to the wilderness, that snuffeth up the wind at her pleasure; in her occasion who can turn her away? all they that seek her will not weary themselves; in her month they shall find her. «و خداوند می‌گوید که چون در زمین افزوده و بارور شوید در آن ایام بار دیگر تابوت عهد یهوه را به زبان نخواهند‌آورد و آن به‌خاطرایشان نخواهد آمد و آن را ذکر نخواهند کرد و آن را زیارت نخواهند نمود و بار دیگر ساخته نخواهد شد. bible_en_fa Withhold thy foot from being unshod, and thy throat from thirst: but thou saidst, There is no hope: no; for I have loved strangers, and after them will I go. زیرا در آن زمان اورشلیم راکرسی یهوه خواهند نامید و تمامی امت‌ها به آنجابه جهت اسم یهوه به اورشلیم جمع خواهند شدو ایشان بار دیگر پیروی سرکشی دلهای شریرخود را نخواهند نمود. bible_en_fa As the thief is ashamed when he is found, so is the house of Israel ashamed; they, their kings, their princes, and their priests, and their prophets, و در آن ایام خاندان یهودا با خاندان اسرائیل راه خواهند رفت وایشان از زمین شمال به آن زمینی که نصیب پدران ایشان ساختم با هم خواهند آمد. bible_en_fa Saying to a stock, Thou art my father; and to a stone, Thou hast brought me forth: for they have turned their back unto me, and not their face: but in the time of their trouble they will say, Arise, and save us. و گفتم که من تو را چگونه در میان پسران قرار دهم و زمین مرغوب و میراث زیباترین امت‌ها را به تو دهم؟ پس گفتم که مرا پدر خواهی خواند و از من دیگرمرتد نخواهی شد. bible_en_fa But where are thy gods that thou hast made thee? let them arise, if they can save thee in the time of thy trouble: for according to the number of thy cities are thy gods, O Judah. خداوند می‌گوید: هر آینه مثل زنی که به شوهر خود خیانت ورزد همچنین شما‌ای خاندان اسرائیل به من خیانت ورزیدید. bible_en_fa Wherefore will ye plead with me? ye all have transgressed against me, saith the LORD. آواز گریه و تضرعات بنی‌اسرائیل از بلندیهاشنیده می‌شود زیرا که راههای خود را منحرف ساخته و یهوه خدای خود را فراموش کرده‌اند. bible_en_fa In vain have I smitten your children; they received no correction: your own sword hath devoured your prophets, like a destroying lion. ‌ای فرزندان مرتد بازگشت نمایید و من ارتدادهای شما را شفا خواهم داد.» (ومی گویند): «اینک نزد تو می‌آییم زیرا که تو یهوه خدای ما هستی. bible_en_fa O generation, see ye the word of the LORD. Have I been a wilderness unto Israel? a land of darkness? wherefore say my people, We are lords; we will come no more unto thee? به درستی که ازدحام کوههااز تلها باطل می‌باشد. زیرا به درستی که نجات اسرائیل در یهوه خدای ما است. bible_en_fa Can a maid forget her ornaments, or a bride her attire? yet my people have forgotten me days without number. و خجالت مشقت پدران ما، یعنی رمه و گله و پسران ودختران ایشان را از طفولیت ما تلف کرده است.در خجالت خود می‌خوابیم و رسوایی ما، ما رامی پوشاند زیرا که هم ما و هم پدران ما از طفولیت خود تا امروز به یهوه خدای خویش گناه ورزیده و آواز یهوه خدای خویش را نشنیده‌ایم.» bible_en_fa Why trimmest thou thy way to seek love? therefore hast thou also taught the wicked ones thy ways. در خجالت خود می‌خوابیم و رسوایی ما، ما رامی پوشاند زیرا که هم ما و هم پدران ما از طفولیت خود تا امروز به یهوه خدای خویش گناه ورزیده و آواز یهوه خدای خویش را نشنیده‌ایم.» bible_en_fa Also in thy skirts is found the blood of the souls of the poor innocents: I have not found it by secret search, but upon all these. بازگشت نمایی، اگر نزد من بازگشت نمایی و اگر رجاسات خود را از خود دور نمایی پراکنده نخواهی شد. bible_en_fa Yet thou sayest, Because I am innocent, surely his anger shall turn from me. Behold, I will plead with thee, because thou sayest, I have not sinned. و به راستی و انصاف و عدالت به حیات یهوه قسم خواهی خورد و امت هاخویشتن را به او مبارک خواهند خواند و به وی فخر خواهند کرد.» bible_en_fa Why gaddest thou about so much to change thy way? thou also shalt be ashamed of Egypt, as thou wast ashamed of Assyria. زیرا خداوند به مردان یهودا و اورشلیم چنین می‌گوید: «زمینهای خود را شیار کنید و درمیان خارها مکارید. bible_en_fa Yea, thou shalt go forth from him, and thine hands upon thine head: for the LORD hath rejected thy confidences, and thou shalt not prosper in them. ‌ای مردان یهودا و ساکنان اورشلیم خویشتن را برای خداوند مختون سازیدو غلفه دلهای خود را دور کنید مبادا حدت خشم من به‌سبب بدی اعمال شما مثل آتش صادرشده، افروخته گردد و کسی آن را خاموش نتواندکرد. bible_en_fa They say, If a man put away his wife, and she go from him, and become another man's, shall he return unto her again? shall not that land be greatly polluted? but thou hast played the harlot with many lovers; yet return again to me, saith the LORD. در یهودا اخبار نمایید و در اورشلیم اعلان نموده، بگویید و در زمین کرنا بنوازید و به آوازبلند ندا کرده، بگویید که جمع شوید تا به شهرهای حصاردار داخل شویم. bible_en_fa Lift up thine eyes unto the high places, and see where thou hast not been lien with. In the ways hast thou sat for them, as the Arabian in the wilderness; and thou hast polluted the land with thy whoredoms and with thy wickedness. علمی بسوی صهیون برافرازید و برای پناه فرار کرده، توقف منمایید زیرا که من بلایی و شکستی عظیم ازطرف شمال می‌آورم. bible_en_fa Therefore the showers have been withholden, and there hath been no latter rain; and thou hadst a whore's forehead, thou refusedst to be ashamed. شیری از بیشه خودبرآمده و هلاک کننده امت‌ها حرکت کرده، از مکان خویش درآمده است تا زمین تو را ویران سازد و شهرهایت خراب شده، غیرمسکون گردد. bible_en_fa Wilt thou not from this time cry unto me, My father, thou art the guide of my youth? از این جهت پلاس پوشیده، ماتم گیرید و ولوله کنید زیرا که حدت خشم خداوند از ما برنگشته است. bible_en_fa Will he reserve his anger for ever? will he keep it to the end? Behold, thou hast spoken and done evil things as thou couldest. و خداوند می‌گوید که در آن روز دل پادشاه و دل سروران شکسته خواهد شد و کاهنان متحیر و انبیا مشوش خواهند گردید.» bible_en_fa The LORD said also unto me in the days of Josiah the king, Hast thou seen that which backsliding Israel hath done? she is gone up upon every high mountain and under every green tree, and there hath played the harlot. پس گفتم: «آه‌ای خداوند یهوه! به تحقیق این قوم و اورشلیم را بسیار فریب دادی زیرا گفتی شما را سلامتی خواهد بود و حال آنکه شمشیر به‌جان رسیده است.» bible_en_fa And I said after she had done all these things, Turn thou unto me. But she returned not. And her treacherous sister Judah saw it. در آن زمان به این قوم و به اورشلیم گفته خواهد شد که باد سموم ازبلندیهای بیابان بسوی دختر قوم من خواهد وزیدنه برای افشاندن و پاک کردن خرمن. bible_en_fa And I saw, when for all the causes whereby backsliding Israel committed adultery I had put her away, and given her a bill of divorce; yet her treacherous sister Judah feared not, but went and played the harlot also. باد شدیداز اینها برای من خواهد وزید و من نیز الان برایشان داوری‌ها خواهم فرمود. bible_en_fa And it came to pass through the lightness of her whoredom, that she defiled the land, and committed adultery with stones and with stocks. اینک او مثل ابر می‌آید و ارابه های او مثل گردباد و اسبهای اواز عقاب تیزروترند. وای بر ما زیرا که غارت شده‌ایم. bible_en_fa And yet for all this her treacherous sister Judah hath not turned unto me with her whole heart, but feignedly, saith the LORD. ‌ای اورشلیم دل خود را از شرارت شست وشو کن تا نجات یابی! تا به کی خیالات فاسد تو در دلت بماند؟ bible_en_fa And the LORD said unto me, The backsliding Israel hath justified herself more than treacherous Judah. زیرا آوازی از دان اخبار می‌نماید و از کوهستان افرایم به مصیبتی اعلان می‌کند. bible_en_fa Go and proclaim these words toward the north, and say, Return, thou backsliding Israel, saith the LORD; and I will not cause mine anger to fall upon you: for I am merciful, saith the LORD, and I will not keep anger for ever. امت‌ها را اطلاع دهید، هان به ضد اورشلیم اعلان کنید که محاصره کنندگان از ولایت بعیدمی آیند و به آواز خود به ضد شهرهای یهودا ندامی کنند. bible_en_fa Only acknowledge thine iniquity, that thou hast transgressed against the LORD thy God, and hast scattered thy ways to the strangers under every green tree, and ye have not obeyed my voice, saith the LORD. خداوند می‌گوید که مثل دیده بانان مزرعه او را احاطه می‌کنند چونکه بر من فتنه انگیخته است. bible_en_fa Turn, O backsliding children, saith the LORD; for I am married unto you: and I will take you one of a city, and two of a family, and I will bring you to Zion: راه تو و اعمال تو این چیزها رابر تو وارد آورده است. این شرارت تو به حدی تلخ است که به دلت رسیده است. bible_en_fa And I will give you pastors according to mine heart, which shall feed you with knowledge and understanding. احشای من احشای من، پرده های دل من ازدرد سفته شد و قلب من در اندرونم مشوش گردیده، ساکت نتوانم شد چونکه تو‌ای جان من آواز کرنا و نعره جنگ را شنیده‌ای. bible_en_fa And it shall come to pass, when ye be multiplied and increased in the land, in those days, saith the LORD, they shall say no more, The ark of the covenant of the LORD: neither shall it come to mind: neither shall they remember it; neither shall they visit it; neither shall that be done any more. شکستگی بر شکستگی اعلان شده زیرا که تمام زمین غارت شده است و خیمه های من بغته و پرده هایم ناگهان به تاراج رفته است. bible_en_fa At that time they shall call Jerusalem the throne of the LORD; and all the nations shall be gathered unto it, to the name of the LORD, to Jerusalem: neither shall they walk any more after the imagination of their evil heart. تا به کی علم را ببینم و آوازکرنا را بشنوم؟ bible_en_fa In those days the house of Judah shall walk with the house of Israel, and they shall come together out of the land of the north to the land that I have given for an inheritance unto your fathers. چونکه قوم من احمقند و مرانمی شناسند و ایشان، پسران ابله هستند و هیچ فهم ندارند. برای بدی کردن ماهرند لیکن به جهت نیکوکاری هیچ فهم ندارند. bible_en_fa But I said, How shall I put thee among the children, and give thee a pleasant land, a goodly heritage of the hosts of nations? and I said, Thou shalt call me, My father; and shalt not turn away from me. بسوی زمین نظر انداختم و اینک تهی وویران بود و بسوی آسمان و هیچ نور نداشت. bible_en_fa Surely as a wife treacherously departeth from her husband, so have ye dealt treacherously with me, O house of Israel, saith the LORD. بسوی کوهها نظر انداختم و اینک متزلزل بود وتمام تلها از جا متحرک می‌شد. bible_en_fa A voice was heard upon the high places, weeping and supplications of the children of Israel: for they have perverted their way, and they have forgotten the LORD their God. نظر کردم واینک آدمی نبود و تمامی مرغان هوا فرار کرده بودند. bible_en_fa Return, ye backsliding children, and I will heal your backslidings. Behold, we come unto thee; for thou art the LORD our God. نظر کردم و اینک بوستانها بیابان گردیده و همه شهرها از حضور خداوند و از حدت خشم وی خراب شده بود. bible_en_fa Truly in vain is salvation hoped for from the hills, and from the multitude of mountains: truly in the LORD our God is the salvation of Israel. زیرا خداوند چنین می‌گوید: «تمامی زمین خراب خواهد شد لیکن آن را بالکل فانی نخواهم ساخت. bible_en_fa For shame hath devoured the labour of our fathers from our youth; their flocks and their herds, their sons and their daughters. از این سبب جهان ماتم خواهد گرفت و آسمان از بالا سیاه خواهد شد زیرا که این راگفتم و اراده نمودم و پشیمان نخواهم شد و از آن بازگشت نخواهم نمود.» bible_en_fa We lie down in our shame, and our confusion covereth us: for we have sinned against the LORD our God, we and our fathers, from our youth even unto this day, and have not obeyed the voice of the LORD our God. از آواز سواران وتیراندازان تمام اهل شهر فرار می‌کنند و به جنگلها داخل می‌شوند و بر صخره‌ها برمی آیندو تمامی شهرها ترک شده، احدی در آنها ساکن نمی شود. bible_en_fa If thou wilt return, O Israel, saith the LORD, return unto me: and if thou wilt put away thine abominations out of my sight, then shalt thou not remove. و تو حینی که غارت شوی چه خواهی کرد؟ اگر‌چه خویشتن را به قرمز ملبس سازی و به زیورهای طلا بیارایی و چشمان خود را از سرمه جلا دهی لیکن خود را عبث زیبایی داده‌ای چونکه یاران تو تو را خوار شمرده، قصدجان تو دارند.زیرا که آوازی شنیدم مثل آواززنی که درد زه دارد و تنگی مثل زنی که نخست زاده خویش را بزاید یعنی آواز دخترصهیون را که آه می‌کشد و دستهای خود را درازکرده، می‌گوید: وای بر من زیرا که جان من به‌سبب قاتلان بیهوش شده است. bible_en_fa And thou shalt swear, The LORD liveth, in truth, in judgment, and in righteousness; and the nations shall bless themselves in him, and in him shall they glory. زیرا که آوازی شنیدم مثل آواززنی که درد زه دارد و تنگی مثل زنی که نخست زاده خویش را بزاید یعنی آواز دخترصهیون را که آه می‌کشد و دستهای خود را درازکرده، می‌گوید: وای بر من زیرا که جان من به‌سبب قاتلان بیهوش شده است. bible_en_fa For thus saith the LORD to the men of Judah and Jerusalem, Break up your fallow ground, and sow not among thorns. «در کوچه های اورشلیم گردش کرده، ببینید و بفهمید و در چهارسوهایش تفتیش نمایید که آیا کسی را که به انصاف عمل نماید و طالب راستی باشد توانید یافت تا من آن رابیامرزم؟ bible_en_fa Circumcise yourselves to the LORD, and take away the foreskins of your heart, ye men of Judah and inhabitants of Jerusalem: lest my fury come forth like fire, and burn that none can quench it, because of the evil of your doings. و اگر‌چه بگویند: قسم به حیات یهوه، لیکن به دروغ قسم می‌خورند.» bible_en_fa Declare ye in Judah, and publish in Jerusalem; and say, Blow ye the trumpet in the land: cry, gather together, and say, Assemble yourselves, and let us go into the defenced cities. ‌ای خداوند آیا چشمان تو براستی نگران نیست؟ ایشان را زدی اما محزون نشدند. و ایشان را تلف نمودی اما نخواستند تادیب را بپذیرند. رویهای خود را از صخره سختتر گردانیدند ونخواستند بازگشت نمایند. bible_en_fa Set up the standard toward Zion: retire, stay not: for I will bring evil from the north, and a great destruction. و من گفتم: «به درستی که اینان فقیرند و جاهل هستند که راه خداوند و احکام خدای خود را نمی دانند. bible_en_fa The lion is come up from his thicket, and the destroyer of the Gentiles is on his way; he is gone forth from his place to make thy land desolate; and thy cities shall be laid waste, without an inhabitant. پس نزد بزرگان می‌روم و با ایشان تکلم خواهم نمودزیرا که ایشان طریق خداوند و احکام خدای خود را می‌دانند.» لیکن ایشان متفق یوغ راشکسته و بندها را گسیخته‌اند. bible_en_fa For this gird you with sackcloth, lament and howl: for the fierce anger of the LORD is not turned back from us. از این جهت شیری از جنگل ایشان را خواهد کشت و گرگ بیابان ایشان را تاراج خواهد کرد و پلنگ برشهرهای ایشان در کمین خواهد نشست و هر‌که از آنها بیرون رود دریده خواهد شد، زیرا که تقصیرهای ایشان بسیار و ارتدادهای ایشان عظیم است. bible_en_fa And it shall come to pass at that day, saith the LORD, that the heart of the king shall perish, and the heart of the princes; and the priests shall be astonished, and the prophets shall wonder. «چگونه تو را برای این بیامرزم که پسرانت مرا ترک کردند و به آنچه خدا نیست قسم خوردند و چون من ایشان را سیر نمودم مرتکب زنا شدند و در خانه های فاحشه‌ها ازدحام نمودند. bible_en_fa Then said I, Ah, Lord GOD! surely thou hast greatly deceived this people and Jerusalem, saying, Ye shall have peace; whereas the sword reacheth unto the soul. مثل اسبان پرورده شده مست شدند که هر یکی از ایشان برای زن همسایه خود شیهه می‌زند. bible_en_fa At that time shall it be said to this people and to Jerusalem, A dry wind of the high places in the wilderness toward the daughter of my people, not to fan, nor to cleanse, و خداوند می‌گوید: «آیا به‌سبب این کارهاعقوبت نخواهم رسانید و آیا جان من از چنین طایفه‌ای انتقام نخواهد کشید؟» bible_en_fa Even a full wind from those places shall come unto me: now also will I give sentence against them. برحصارهایش برآیید و آنها را خراب کنید امابالکل هلاک مکنید و شاخه هایش را قطع نماییدزیرا که از آن خداوند نیستند. bible_en_fa Behold, he shall come up as clouds, and his chariots shall be as a whirlwind: his horses are swifter than eagles. Woe unto us! for we are spoiled. خداوند می‌گوید: «هر آینه خاندان اسرائیل و خاندان یهودا به من به شدت خیانت ورزیده‌اند.» bible_en_fa O Jerusalem, wash thine heart from wickedness, that thou mayest be saved. How long shall thy vain thoughts lodge within thee? خداوند را انکار نموده، می‌گویندکه او نیست و بلا به ما نخواهد رسید و شمشیر وقحط را نخواهیم دید. bible_en_fa For a voice declareth from Dan, and publisheth affliction from mount Ephraim. و انبیا باد می‌شوند وکلام در ایشان نیست پس به ایشان چنین واقع خواهد شد. bible_en_fa Make ye mention to the nations; behold, publish against Jerusalem, that watchers come from a far country, and give out their voice against the cities of Judah. بنابراین یهوه خدای صبایوت چنین می‌گوید: «چونکه این کلام را گفتید همانامن کلام خود را در دهان تو آتش و این قوم راهیزم خواهم ساخت و ایشان را خواهد سوزانید.» bible_en_fa As keepers of a field, are they against her round about; because she hath been rebellious against me, saith the LORD. خداوند می‌گوید: «ای خاندان اسرائیل، اینک من امتی را از دور بر شما خواهم آورد. امتی که زورآورند و امتی که قدیمند و امتی که زبان ایشان را نمی دانی و گفتار ایشان را نمی فهمی. bible_en_fa Thy way and thy doings have procured these things unto thee; this is thy wickedness, because it is bitter, because it reacheth unto thine heart. ترکش ایشان قبر گشاده است و جمیع ایشان جبارند. bible_en_fa My bowels, my bowels! I am pained at my very heart; my heart maketh a noise in me; I cannot hold my peace, because thou hast heard, O my soul, the sound of the trumpet, the alarm of war. و خرمن و نان تو را که پسران و دخترانت آن را می باید بخورند خواهند خورد و گوسفندان وگاوان تو را خواهند خورد و انگورها و انجیرهای تو را خواهند خورد و شهرهای حصاردار تو را که به آنها توکل می‌نمایی با شمشیر هلاک خواهندساخت.» bible_en_fa Destruction upon destruction is cried; for the whole land is spoiled: suddenly are my tents spoiled, and my curtains in a moment. لیکن خداوند می‌گوید: «در آن روزها نیز شما را بالکل هلاک نخواهم ساخت. bible_en_fa How long shall I see the standard, and hear the sound of the trumpet? و چون شما گویید که یهوه خدای ما چراتمامی این بلاها را بر ما وارد آورده است آنگاه توبه ایشان بگو از این جهت که مرا ترک کردید وخدایان غیر را در زمین خویش عبادت نمودید. پس غریبان را در زمینی که از آن شما نباشدبندگی خواهید نمود. bible_en_fa For my people is foolish, they have not known me; they are sottish children, and they have none understanding: they are wise to do evil, but to do good they have no knowledge. «این را به خاندان یعقوب اخبار نمایید و به یهودا اعلان کرده، گویید bible_en_fa I beheld the earth, and, lo, it was without form, and void; and the heavens, and they had no light. که‌ای قوم جاهل وبی فهم که چشم دارید اما نمی بینید و گوش داریداما نمی شنوید این را بشنوید. bible_en_fa I beheld the mountains, and, lo, they trembled, and all the hills moved lightly. خداوندمی گوید آیا از من نمی ترسید و آیا از حضور من نمی لرزید که ریگ را به قانون جاودانی، حد دریاگذاشته‌ام که از آن نتواند گذشت و اگر‌چه امواجش متلاطم شود غالب نخواهد آمد و هرچند شورش نماید اما از آن تجاوز نمی تواندکرد؟ bible_en_fa I beheld, and, lo, there was no man, and all the birds of the heavens were fled. اما این قوم، دل فتنه انگیز و متمرد دارند. ایشان فتنه انگیخته و رفته‌اند. bible_en_fa I beheld, and, lo, the fruitful place was a wilderness, and all the cities thereof were broken down at the presence of the LORD, and by his fierce anger. و در دلهای خودنمی گویند که از یهوه خدای خود بترسیم که باران اول و آخر را در موسمش می‌بخشد و هفته های معین حصاد را به جهت ما نگاه می‌دارد. bible_en_fa For thus hath the LORD said, The whole land shall be desolate; yet will I not make a full end. خطایای شما این چیزها را دور کرده و گناهان شما نیکویی را از شما منع نموده است. bible_en_fa For this shall the earth mourn, and the heavens above be black: because I have spoken it, I have purposed it, and will not repent, neither will I turn back from it. زیرادر میان قوم من شریران پیدا شده‌اند که مثل کمین نشستن صیادان در کمین می‌نشینند. دامها گسترانیده، مردم را صید می‌کنند. bible_en_fa The whole city shall flee for the noise of the horsemen and bowmen; they shall go into thickets, and climb up upon the rocks: every city shall be forsaken, and not a man dwell therein. مثل قفسی که پر از پرندگان باشد، همچنین خانه های ایشان پر از فریب است و از این جهت بزرگ و دولتمندشده‌اند. bible_en_fa And when thou art spoiled, what wilt thou do? Though thou clothest thyself with crimson, though thou deckest thee with ornaments of gold, though thou rentest thy face with painting, in vain shalt thou make thyself fair; thy lovers will despise thee, they will seek thy life. فربه و درخشنده می‌شوند و در اعمال زشت هم از حد تجاوز می‌کنند. دعوی یعنی دعوی یتیمان را فیصل نمی دهند و با وجود آن کامیاب می‌شوند و فقیران را دادرسی نمی کنند. bible_en_fa For I have heard a voice as of a woman in travail, and the anguish as of her that bringeth forth her first child, the voice of the daughter of Zion, that bewaileth herself, that spreadeth her hands, saying, Woe is me now! for my soul is wearied because of murderers. و خداوند می‌گوید: آیا به‌سبب این کارهاعقوبت نخواهم رسانید و آیا جان من از چنین طایفه‌ای انتقام نخواهد کشید؟ bible_en_fa Run ye to and fro through the streets of Jerusalem, and see now, and know, and seek in the broad places thereof, if ye can find a man, if there be any that executeth judgment, that seeketh the truth; and I will pardon it. امری عجیب و هولناک در زمین واقع شده است.انبیا به دروغ نبوت می‌کنند و کاهنان به واسطه ایشان حکمرانی می‌نمایند و قوم من این حالت را دوست می‌دارند و شما در آخر این چه خواهید کرد؟» bible_en_fa And though they say, The LORD liveth; surely they swear falsely. انبیا به دروغ نبوت می‌کنند و کاهنان به واسطه ایشان حکمرانی می‌نمایند و قوم من این حالت را دوست می‌دارند و شما در آخر این چه خواهید کرد؟» bible_en_fa O LORD, are not thine eyes upon the truth? thou hast stricken them, but they have not grieved; thou hast consumed them, but they have refused to receive correction: they have made their faces harder than a rock; they have refused to return. ای بنی بنیامین از اورشلیم فرار کنید و کرنارا در تقوع بنوازید و علامتی بر بیت هکاریم برافرازید زیرا که بلایی از طرف شمال وشکست عظیمی رو خواهد داد. bible_en_fa Therefore I said, Surely these are poor; they are foolish: for they know not the way of the LORD, nor the judgment of their God. و من آن دخترجمیل و لطیف یعنی دختر صهیون را منقطع خواهم ساخت. bible_en_fa I will get me unto the great men, and will speak unto them; for they have known the way of the LORD, and the judgment of their God: but these have altogether broken the yoke, and burst the bonds. و شبانان با گله های خویش نزدوی خواهند آمد و خیمه های خود را گرداگرد اوبرپا نموده، هر یک در جای خود خواهند چرانید. bible_en_fa Wherefore a lion out of the forest shall slay them, and a wolf of the evenings shall spoil them, a leopard shall watch over their cities: every one that goeth out thence shall be torn in pieces: because their transgressions are many, and their backslidings are increased. با او جنگ را مهیا سازید و برخاسته، در وقت ظهر برآییم. وای بر ما زیرا که روز رو به زوال نهاده است و سایه های عصر دراز می‌شود. bible_en_fa How shall I pardon thee for this? thy children have forsaken me, and sworn by them that are no gods: when I had fed them to the full, they then committed adultery, and assembled themselves by troops in the harlots' houses. برخیزید! و در شب برآییم تا قصرهایش رامنهدم سازیم. bible_en_fa They were as fed horses in the morning: every one neighed after his neighbour's wife. زیرا که یهوه صبایوت چنین می فرماید: «درختان را قطع نموده، مقابل اورشلیم سنگر برپا نمایید. زیرا این است شهری که سزاوار عقوبت است چونکه اندرونش تمام ظلم است. bible_en_fa Shall I not visit for these things? saith the LORD: and shall not my soul be avenged on such a nation as this? مثل چشمه‌ای که آب خود رامی جوشاند همچنان او شرارت خویش رامی جوشاند. ظلم و تاراج در اندرونش شنیده می‌شود و بیماریها و جراحات دایم در نظر من است. bible_en_fa Go ye up upon her walls, and destroy; but make not a full end: take away her battlements; for they are not the LORD's. ‌ای اورشلیم، تادیب را بپذیر مبادا جان من از تو بیزار شود و تو را ویران و زمین غیرمسکون گردانم.» bible_en_fa For the house of Israel and the house of Judah have dealt very treacherously against me, saith the LORD. یهوه صبایوت چنین می‌گوید که «بقیه اسرائیل را مثل مو خوشه چینی خواهند کرد پس مثل کسی‌که انگور می‌چینددست خود را بر شاخه هایش برگردان.» bible_en_fa They have belied the LORD, and said, It is not he; neither shall evil come upon us; neither shall we see sword nor famine: کیستند که به ایشان تکلم نموده، شهادت دهم تا بشنوند. هان گوش ایشان نامختون است که نتوانند شنید. اینک کلام خداوند برای ایشان عارگردیده است و در آن رغبت ندارند. bible_en_fa And the prophets shall become wind, and the word is not in them: thus shall it be done unto them. و من ازحدت خشم خداوند پر شده‌ام و از خودداری خسته گردیده‌ام پس آن را در کوچه‌ها بر اطفال وبر مجلس جوانان با هم بریز. زیرا که شوهر و زن هر دو گرفتار خواهند شد و شیخ با دیرینه روز. bible_en_fa Wherefore thus saith the LORD God of hosts, Because ye speak this word, behold, I will make my words in thy mouth fire, and this people wood, and it shall devour them. و خانه‌ها و مزرعه‌ها و زنان ایشان با هم از آن دیگران خواهند شد زیرا خداوند می‌گوید که «دست خود را به ضد ساکنان این زمین درازخواهم کرد. bible_en_fa Lo, I will bring a nation upon you from far, O house of Israel, saith the LORD: it is a mighty nation, it is an ancient nation, a nation whose language thou knowest not, neither understandest what they say. چونکه جمیع ایشان چه خرد وچه بزرگ، پر از طمع شده‌اند و همگی ایشان چه نبی و چه کاهن، فریب را بعمل می‌آورند. bible_en_fa Their quiver is as an open sepulchre, they are all mighty men. وجراحت قوم مرا اندک شفایی دادند، چونکه می‌گویند سلامتی است، سلامتی است با آنکه سلامتی نیست.» bible_en_fa And they shall eat up thine harvest, and thy bread, which thy sons and thy daughters should eat: they shall eat up thy flocks and thine herds: they shall eat up thy vines and thy fig trees: they shall impoverish thy fenced cities, wherein thou trustedst, with the sword. آیا چون مرتکب رجاسات شدند خجل گردیدند؟ نی ابد خجل نشدند بلکه حیا را احساس ننمودند. بنابراین خداوندمی گوید که «در میان افتادگان خواهند افتاد وحینی که من به ایشان عقوبت رسانم خواهندلغزید.» bible_en_fa Nevertheless in those days, saith the LORD, I will not make a full end with you. خداوند چنین می‌گوید: «بر طریق هابایستید و ملاحظه نمایید و درباره طریق های قدیم سوآل نمایید که طریق نیکو کدام است تا درآن سلوک نموده، برای جان خود راحت بیابید، لیکن ایشان جواب دادند که در آن سلوک نخواهیم کرد. bible_en_fa And it shall come to pass, when ye shall say, Wherefore doeth the LORD our God all these things unto us? then shalt thou answer them, Like as ye have forsaken me, and served strange gods in your land, so shall ye serve strangers in a land that is not yours. و من پاسبانان بر شما گماشتم (که می‌گفتند): به آواز کرنا گوش دهید، اما ایشان گفتند گوش نخواهیم داد. bible_en_fa Declare this in the house of Jacob, and publish it in Judah, saying, پس‌ای امت هابشنوید و‌ای جماعت آنچه را که در میان ایشان است بدانید! bible_en_fa Hear now this, O foolish people, and without understanding; which have eyes, and see not; which have ears, and hear not: ‌ای زمین بشنو اینک من بلایی براین قوم می‌آورم که ثمره خیالات ایشان خواهدبود زیرا که به کلام من گوش ندادند و شریعت مرانیز ترک نمودند. bible_en_fa Fear ye not me? saith the LORD: will ye not tremble at my presence, which have placed the sand for the bound of the sea by a perpetual decree, that it cannot pass it: and though the waves thereof toss themselves, yet can they not prevail; though they roar, yet can they not pass over it? چه فایده دارد که بخور از سباو قصب الذریره از زمین بعید برای من آورده می‌شود. قربانی های سوختنی شما مقبول نیست و ذبایح شما پسندیده من نی.» bible_en_fa But this people hath a revolting and a rebellious heart; they are revolted and gone. بنابراین خداوند چنین می‌گوید: «اینک من پیش روی این قوم سنگهای لغزش دهنده خواهم نهاد و پدران وپسران با هم از آنها لغزش خواهند خورد و ساکن زمین با همسایه‌اش هلاک خواهند شد.» bible_en_fa Neither say they in their heart, Let us now fear the LORD our God, that giveth rain, both the former and the latter, in his season: he reserveth unto us the appointed weeks of the harvest. خداوند چنین می‌گوید: «اینک قومی اززمین شمال می‌آورم و امتی عظیم از اقصای زمین خواهند برخاست. bible_en_fa Your iniquities have turned away these things, and your sins have withholden good things from you. و کمان و نیزه خواهندگرفت. ایشان مردان ستمکیش می‌باشند که ترحم ندارند. به آواز خود مثل دریا شورش خواهندنمود و بر اسبان سوار شده، مثل مردان جنگی به ضد تو‌ای دختر صهیون صف آرایی خواهندکرد.» bible_en_fa For among my people are found wicked men: they lay wait, as he that setteth snares; they set a trap, they catch men. آوازه این را شنیدیم و دستهای ما سست گردید. تنگی و درد مثل زنی که می‌زاید ما را درگرفته است. bible_en_fa As a cage is full of birds, so are their houses full of deceit: therefore they are become great, and waxen rich. به صحرا بیرون مشوید و به راه مروید زیرا که شمشیر دشمنان و خوف از هرطرف است. bible_en_fa They are waxen fat, they shine: yea, they overpass the deeds of the wicked: they judge not the cause, the cause of the fatherless, yet they prosper; and the right of the needy do they not judge. ‌ای دختر قوم من پلاس بپوش وخویشتن را در خاکستر بغلطان. ماتم پسر یگانه ونوحه گری تلخ برای خود بکن زیرا که تاراج کننده ناگهان بر ما می‌آید. bible_en_fa Shall I not visit for these things? saith the LORD: shall not my soul be avenged on such a nation as this? تو را در میان قوم خودامتحان کننده و قلعه قرار دادم تا راههای ایشان رابفهمی و امتحان کنی. bible_en_fa A wonderful and horrible thing is committed in the land; همه ایشان سخت متمرد شده‌اند و برای نمامی کردن گردش می‌کنند. برنج و آهن می‌باشند و جمیع ایشان فساد کننده‌اند. bible_en_fa The prophets prophesy falsely, and the priests bear rule by their means; and my people love to have it so: and what will ye do in the end thereof? دم پر زور می‌دمد و سرب درآتش فانی می‌گردد و قالگر عبث قال می‌گذاردزیرا که شریران جدا نمی شوند.نقره ترک شده نامیده می‌شوند زیرا خداوند ایشان را ترک کرده است. bible_en_fa O ye children of Benjamin, gather yourselves to flee out of the midst of Jerusalem, and blow the trumpet in Tekoa, and set up a sign of fire in Beth-haccerem: for evil appeareth out of the north, and great destruction. نقره ترک شده نامیده می‌شوند زیرا خداوند ایشان را ترک کرده است. bible_en_fa I have likened the daughter of Zion to a comely and delicate woman. کلامی که از جانب خداوند به ارمیا نازل شده، گفت: bible_en_fa The shepherds with their flocks shall come unto her; they shall pitch their tents against her round about; they shall feed every one in his place. «به دروازه خانه خداوندبایست و این کلام را در آنجا ندا کرده، بگو: ای تمامی یهودا که به این دروازه‌ها داخل شده، خداوند را سجده می‌نمایید کلام خداوند رابشنوید. bible_en_fa Prepare ye war against her; arise, and let us go up at noon. Woe unto us! for the day goeth away, for the shadows of the evening are stretched out. یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: طریق‌ها و اعمال خود را اصلاح کنید ومن شما را در این مکان ساکن خواهم گردانید. bible_en_fa Arise, and let us go by night, and let us destroy her palaces. به سخنان دروغ توکل منمایید و مگویید که هیکل یهوه، هیکل یهوه، هیکل یهوه این است. bible_en_fa For thus hath the LORD of hosts said, Hew ye down trees, and cast a mount against Jerusalem: this is the city to be visited; she is wholly oppression in the midst of her. زیرا اگر به تحقیق طریق‌ها و اعمال خود را اصلاح کنید و انصاف را در میان یکدیگر بعمل آورید، bible_en_fa As a fountain casteth out her waters, so she casteth out her wickedness: violence and spoil is heard in her; before me continually is grief and wounds. و بر غریبان و یتیمان و بیوه‌زنان ظلم ننمایید وخون بی‌گناهان را در این مکان نریزید و خدایان غیر را به جهت ضرر خویش پیروی ننمایید، bible_en_fa Be thou instructed, O Jerusalem, lest my soul depart from thee; lest I make thee desolate, a land not inhabited. آنگاه شما را در این مکان در زمینی که به پدران شما از ازل تا به ابد داده‌ام ساکن خواهم گردانید. bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts, They shall throughly glean the remnant of Israel as a vine: turn back thine hand as a grapegatherer into the baskets. اینک شما به سخنان دروغی که منفعت نداردتوکل می‌نمایید. bible_en_fa To whom shall I speak, and give warning, that they may hear? behold, their ear is uncircumcised, and they cannot hearken: behold, the word of the LORD is unto them a reproach; they have no delight in it. آیا مرتکب دزدی و زنا و قتل نمی شوید و به دروغ قسم نمی خورید و برای بعل بخور نمی سوزانید؟ و آیا خدایان غیر را که نمی شناسید پیروی نمی نمایید؟ bible_en_fa Therefore I am full of the fury of the LORD; I am weary with holding in: I will pour it out upon the children abroad, and upon the assembly of young men together: for even the husband with the wife shall be taken, the aged with him that is full of days. و داخل شده، به حضور من در این خانه‌ای که به اسم من مسمی است می‌ایستید و می‌گویید که به گردن تمام این رجاسات سپرده شده‌ایم. bible_en_fa And their houses shall be turned unto others, with their fields and wives together: for I will stretch out my hand upon the inhabitants of the land, saith the LORD. آیا این خانه‌ای که به اسم من مسمی است در نظر شمامغاره دزدان شده است؟ و خداوند می‌گوید: اینک من نیز این را دیده‌ام. bible_en_fa For from the least of them even unto the greatest of them every one is given to covetousness; and from the prophet even unto the priest every one dealeth falsely. لکن به مکان من که در شیلو بود و نام خود را اول در آنجا قرار داده بودم بروید و آنچه را که به‌سبب شرارت قوم خود اسرائیل به آنجا کرده‌ام ملاحظه نمایید. bible_en_fa They have healed also the hurt of the daughter of my people slightly, saying, Peace, peace; when there is no peace. پس حال خداوند می‌گوید: از آنرو که تمام این اعمال را بجا آوردید با آنکه من صبح زودبرخاسته، به شما تکلم نموده، سخن راندم امانشنیدید و شما را خواندم اما جواب ندادید. bible_en_fa Were they ashamed when they had committed abomination? nay, they were not at all ashamed, neither could they blush: therefore they shall fall among them that fall: at the time that I visit them they shall be cast down, saith the LORD. ازاین جهت به این خانه‌ای که به اسم من مسمی است و شما به آن توکل دارید و به مکانی که به شما و به پدران شما دادم به نوعی که به شیلو عمل نمودم عمل خواهم کرد. bible_en_fa Thus saith the LORD, Stand ye in the ways, and see, and ask for the old paths, where is the good way, and walk therein, and ye shall find rest for your souls. But they said, We will not walk therein. و شما را از حضورخود خواهم راند به نوعی که جمیع برادران شما یعنی تمام ذریت افرایم را راندم. bible_en_fa Also I set watchmen over you, saying, Hearken to the sound of the trumpet. But they said, We will not hearken. پس تو برای این قوم دعا مکن و به جهت ایشان آواز تضرع واستغاثه بلند منما و نزد من شفاعت مکن زیرا که من تو را اجابت نخواهم نمود. bible_en_fa Therefore hear, ye nations, and know, O congregation, what is among them. آیا آنچه را که ایشان در شهرهای یهودا و کوچه های اورشلیم می‌کنند نمی بینی؟ bible_en_fa Hear, O earth: behold, I will bring evil upon this people, even the fruit of their thoughts, because they have not hearkened unto my words, nor to my law, but rejected it. پسران، هیزم جمع می‌کنندو پدران، آتش می‌افروزند و زنان، خمیرمی سرشند تا قرصها برای ملکه آسمان بسازند وهدایای ریختنی برای خدایان غیر ریخته مرامتغیر سازند. bible_en_fa To what purpose cometh there to me incense from Sheba, and the sweet cane from a far country? your burnt offerings are not acceptable, nor your sacrifices sweet unto me. اما خداوند می‌گوید آیا مرامتغیر می‌سازند؟ نی بلکه خویشتن را تا رویهای خود را رسوا سازند. bible_en_fa Therefore thus saith the LORD, Behold, I will lay stumblingblocks before this people, and the fathers and the sons together shall fall upon them; the neighbour and his friend shall perish. بنابراین خداوند یهوه چنین می‌گوید: اینک خشم و غضب من بر این مکان برانسان و بر بهایم و بر درختان صحرا و برمحصول زمین ریخته خواهد شد و افروخته شده، خاموش نخواهد گردید. bible_en_fa Thus saith the LORD, Behold, a people cometh from the north country, and a great nation shall be raised from the sides of the earth. «یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: قربانی های سوختنی خود را بر ذبایح خویش مزید کنید و گوشت بخورید. bible_en_fa They shall lay hold on bow and spear; they are cruel, and have no mercy; their voice roareth like the sea; and they ride upon horses, set in array as men for war against thee, O daughter of Zion. زیرا که به پدران شما سخن نگفتم و در روزی که ایشان رااز زمین مصر بیرون آوردم آنها را درباره قربانی های سوختنی و ذبایح امر نفرمودم. bible_en_fa We have heard the fame thereof: our hands wax feeble: anguish hath taken hold of us, and pain, as of a woman in travail. بلکه ایشان را به این چیز امر فرموده، گفتم که قول مرابشنوید ومن خدای شما خواهم بود و شما قوم من خواهید بود و بهر طریقی که به شما حکم نمایم سلوک نمایید تا برای شما نیکو باشد. bible_en_fa Go not forth into the field, nor walk by the way; for the sword of the enemy and fear is on every side. اماایشان نشنیدند و گوش خود را فرا نداشتند بلکه برحسب مشورتها و سرکشی دل شریر خود رفتارنمودند و به عقب افتادند و پیش نیامدند. bible_en_fa O daughter of my people, gird thee with sackcloth, and wallow thyself in ashes: make thee mourning, as for an only son, most bitter lamentation: for the spoiler shall suddenly come upon us. ازروزی که پدران شما از زمین مصر بیرون آمدند تا امروز جمیع بندگان خود انبیا را نزد شما فرستادم بلکه هر روز صبح زود برخاسته، ایشان را ارسال نمودم. bible_en_fa I have set thee for a tower and a fortress among my people, that thou mayest know and try their way. اما ایشان نشنیدند و گوش خود را فرانداشتند بلکه گردن خویش را سخت نموده، ازپدران خود بدتر عمل نمودند. bible_en_fa They are all grievous revolters, walking with slanders: they are brass and iron; they are all corrupters. پس تو تمامی این سخنان را به ایشان بگو اما تو را نخواهند شنیدو ایشان را بخوان اما ایشان تو را جواب نخواهندداد. bible_en_fa The bellows are burned, the lead is consumed of the fire; the founder melteth in vain: for the wicked are not plucked away. و به ایشان بگو: اینان قومی می‌باشند که قول یهوه خدای خویش را نمی شنوند و تادیب نمی پذیرند زیرا راستی نابود گردیده و از دهان ایشان قطع شده است. bible_en_fa Reprobate silver shall men call them, because the LORD hath rejected them. (ای اورشلیم ) موی خود را تراشیده، دور بینداز و بر بلندیها آوازنوحه برافراز زیرا خداوند طبقه مغضوب خود رارد و ترک نموده است. bible_en_fa The word that came to Jeremiah from the LORD, saying, «چونکه خداوند می‌گوید بنی یهودا آنچه را که در نظر من ناپسند است بعمل آوردند ورجاسات خویش را در خانه‌ای که به اسم من مسمی است برپانموده، آن را نجس ساختند. bible_en_fa Stand in the gate of the LORD's house, and proclaim there this word, and say, Hear the word of the LORD, all ye of Judah, that enter in at these gates to worship the LORD. ومکان های بلند خود را در توفت که در وادی ابن حنوم است بنا نمودند تا پسران و دختران خویش را در آتش بسوزانند که من اینکار را امر نفرموده بودم و بخاطر خویش نیاورده. bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts, the God of Israel, Amend your ways and your doings, and I will cause you to dwell in this place. بنابراین خداوند می‌گوید: اینک روزها می‌آید که آن باردیگر به توفت و وادی ابن حنوم مسمی نخواهدشد بلکه به وادی قتل و در توفت دفن خواهند کردتا جایی باقی نماند. bible_en_fa Trust ye not in lying words, saying, The temple of the LORD, The temple of the LORD, The temple of the LORD, are these. و لاشهای این قوم خوراک مرغان هوا و جانوران زمین خواهد بود وکسی آنهارا نخواهد ترسانید.و از شهرهای یهودا و کوچه های اورشلیم آواز شادمانی و آواز خوشی و صدای داماد و صدای عروس را نابود خواهم ساخت زیرا که آن زمین ویران خواهد شد.» bible_en_fa For if ye throughly amend your ways and your doings; if ye throughly execute judgment between a man and his neighbour; و از شهرهای یهودا و کوچه های اورشلیم آواز شادمانی و آواز خوشی و صدای داماد و صدای عروس را نابود خواهم ساخت زیرا که آن زمین ویران خواهد شد.» bible_en_fa If ye oppress not the stranger, the fatherless, and the widow, and shed not innocent blood in this place, neither walk after other gods to your hurt: استخوانهای پادشاهان یهودا واستخوانهای سرورانش و استخوانهای کهنه واستخوانهای انبیا و استخوانهای سکنه اورشلیم را از قبرهای ایشان بیرون خواهند‌آورد. bible_en_fa Then will I cause you to dwell in this place, in the land that I gave to your fathers, for ever and ever. و آنهارا پیش آفتاب و ماه و تمامی لشکر آسمان که آنهارا دوست داشته و عبادت کرده و پیروی نموده وجستجو و سجده کرده‌اند پهن خواهند کرد و آنهارا جمع نخواهند نمود و دفن نخواهند کرد بلکه برروی زمین سرگین خواهد بود. bible_en_fa Behold, ye trust in lying words, that cannot profit. و یهوه صبایوت می‌گوید که تمامی بقیه این قبیله شریر که باقی می‌مانند در هر مکانی که باقی‌مانده باشند و من ایشان را بسوی آن رانده باشم مرگ را بر حیات ترجیح خواهند داد. bible_en_fa Will ye steal, murder, and commit adultery, and swear falsely, and burn incense unto Baal, and walk after other gods whom ye know not; «و ایشان را بگو خداوند چنین می‌فرماید: اگر کسی بیفتد آیا نخواهد برخاست و اگر کسی مرتد شود آیا بازگشت نخواهد نمود؟ bible_en_fa And come and stand before me in this house, which is called by my name, and say, We are delivered to do all these abominations? پس چرااین قوم اورشلیم به ارتداد دایمی مرتد شده‌اند وبه فریب متمسک شده، از بازگشت نمودن ابامی نمایند؟ bible_en_fa Is this house, which is called by my name, become a den of robbers in your eyes? Behold, even I have seen it, saith the LORD. من گوش خود را فرا داشته، شنیدم اما براستی تکلم ننمودند و کسی از شرارت خویش توبه نکرده و نگفته است چه کرده‌ام بلکه هر یک مثل اسبی که به جنگ می‌دود به راه خودرجوع می‌کند. bible_en_fa But go ye now unto my place which was in Shiloh, where I set my name at the first, and see what I did to it for the wickedness of my people Israel. لقلق نیز در هوا موسم خود رامی داند و فاخته و پرستوک و کلنک زمان آمدن خود را نگاه می‌دارند لیکن قوم من احکام خداوندرا نمی دانند. bible_en_fa And now, because ye have done all these works, saith the LORD, and I spake unto you, rising up early and speaking, but ye heard not; and I called you, but ye answered not; چگونه می‌گویید که ما حکیم هستیم و شریعت خداوند با ما است. به تحقیق قلم کاذب کاتبان به دروغ عمل می‌نماید. bible_en_fa Therefore will I do unto this house, which is called by my name, wherein ye trust, and unto the place which I gave to you and to your fathers, as I have done to Shiloh. حکیمان شرمنده و مدهوش و گرفتار شده‌اند. اینک کلام خداوند را ترک نموده‌اند پس چه نوع حکمتی دارند. bible_en_fa And I will cast you out of my sight, as I have cast out all your brethren, even the whole seed of Ephraim. بنابراین زنان ایشان را به دیگران خواهم داد و مزرعه های ایشان را به مالکان دیگر. زیرا که جمیع ایشان چه خرد و چه بزرگ پر از طمع می‌باشند و همگی ایشان چه نبی و چه کاهن به فریب عمل می‌نمایند. bible_en_fa Therefore pray not thou for this people, neither lift up cry nor prayer for them, neither make intercession to me: for I will not hear thee. وجراحات قوم مرا اندک شفایی داده‌اند چونکه می‌گویند سلامتی است، سلامتی است، با آنکه سلامتی نیست. bible_en_fa Seest thou not what they do in the cities of Judah and in the streets of Jerusalem? آیا چون مرتکب رجاسات شدند خجل گردیدند؟ نی ابد خجل نشدند بلکه حیا را احساس ننمودند بنابراین خداوندمی گوید: در میان افتادگان خواهند افتاد و حینی که من به ایشان عقوبت رسانم خواهند لغزید.» bible_en_fa The children gather wood, and the fathers kindle the fire, and the women knead their dough, to make cakes to the queen of heaven, and to pour out drink offerings unto other gods, that they may provoke me to anger. خداوند می‌گوید: «ایشان را بالکل تلف خواهم نمود که نه انگور بر مو و نه انجیر بردرخت انجیر یافت شود و برگها پژمرده خواهدشد و آنچه به ایشان بدهم از ایشان زایل خواهدشد.» bible_en_fa Do they provoke me to anger? saith the LORD: do they not provoke themselves to the confusion of their own faces? پس ما چرا می‌نشینیم؟ جمع بشوید تا به شهرهای حصاردار داخل شویم و در آنها ساکت باشیم. زیرا که یهوه خدای ما ما را ساکت گردانیده و آب تلخ به ما نوشانیده است زانرو که به خداوندگناه ورزیده‌ایم. bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD; Behold, mine anger and my fury shall be poured out upon this place, upon man, and upon beast, and upon the trees of the field, and upon the fruit of the ground; and it shall burn, and shall not be quenched. برای سلامتی انتظار کشیدیم اما هیچ خیر حاصل نشد و برای زمان شفا و اینک آشفتگی پدید آمد. bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts, the God of Israel; Put your burnt offerings unto your sacrifices, and eat flesh. صهیل اسبان او از دان شنیده شد و از صدای شیهه زورآورانش تمامی زمین متزلزل گردید زیرا که آمده‌اند و زمین و هرچه در آن است و شهر و ساکنانش را خورده‌اند. bible_en_fa For I spake not unto your fathers, nor commanded them in the day that I brought them out of the land of Egypt, concerning burnt offerings or sacrifices: زیرا خداوند می‌گوید: «اینک من در میان شمامارها و افعیها خواهم فرستاد که آنها را افسون نتوان کرد و شما را خواهند گزید.» bible_en_fa But this thing commanded I them, saying, Obey my voice, and I will be your God, and ye shall be my people: and walk ye in all the ways that I have commanded you, that it may be well unto you. کاش که ازغم خود تسلی می‌یافتم. دل من در اندرونم ضعف بهم رسانیده است. bible_en_fa But they hearkened not, nor inclined their ear, but walked in the counsels and in the imagination of their evil heart, and went backward, and not forward. اینک آواز تضرع دختر قوم من از زمین دور می‌آید که آیا خداوند در صهیون نیست و مگر پادشاهش در آن نیست پس چراخشم مرا به بتهای خود و اباطیل بیگانه به هیجان آوردند؟ bible_en_fa Since the day that your fathers came forth out of the land of Egypt unto this day I have even sent unto you all my servants the prophets, daily rising up early and sending them: موسم حصاد گذشت و تابستان تمام شد و ما نجات نیافتیم. bible_en_fa Yet they hearkened not unto me, nor inclined their ear, but hardened their neck: they did worse than their fathers. به‌سبب جراحت دخترقوم خود مجروح شده و ماتم گرفته‌ام و حیرت مرا فرو گرفته است.آیا بلسان در جلعاد نیست و طبیبی در آن نی؟ پس دختر قوم من چرا شفانیافته است؟ bible_en_fa Therefore thou shalt speak all these words unto them; but they will not hearken to thee: thou shalt also call unto them; but they will not answer thee. آیا بلسان در جلعاد نیست و طبیبی در آن نی؟ پس دختر قوم من چرا شفانیافته است؟ bible_en_fa But thou shalt say unto them, This is a nation that obeyeth not the voice of the LORD their God, nor receiveth correction: truth is perished, and is cut off from their mouth. چشمه اشک. تا روز و شب برای کشتگان دختر قوم خود گریه می‌کردم. bible_en_fa Cut off thine hair, O Jerusalem, and cast it away, and take up a lamentation on high places; for the LORD hath rejected and forsaken the generation of his wrath. کاش که در بیابان منزل مسافران می‌داشتم تا قوم خود را ترک کرده، از نزد ایشان می‌رفتم چونکه همگی ایشان زناکارو جماعت خیانت کارند. bible_en_fa For the children of Judah have done evil in my sight, saith the LORD: they have set their abominations in the house which is called by my name, to pollute it. زبان خویش را مثل کمان خود به دروغ می‌کشند. در زمین قوی شده‌اند اما نه برای راستی زیرا خداوند می‌گوید: «از شرارت به شرارت ترقی می‌کنند و مرانمی شناسند.» bible_en_fa And they have built the high places of Tophet, which is in the valley of the son of Hinnom, to burn their sons and their daughters in the fire; which I commanded them not, neither came it into my heart. هر یک از همسایه خویش باحذر باشید و به هیچ برادر اعتماد منمایید زیراهر برادر از پا درمی آورد و هر همسایه به نمامی گردش می‌کند. bible_en_fa Therefore, behold, the days come, saith the LORD, that it shall no more be called Tophet, nor the valley of the son of Hinnom, but the valley of slaughter: for they shall bury in Tophet, till there be no place. و هر کس همسایه خود را فریب می‌دهد و ایشان براستی تکلم نمی نمایند و زبان خود را به دروغگویی آموخته‌اند و از کج رفتاری خسته شده‌اند. bible_en_fa And the carcases of this people shall be meat for the fowls of the heaven, and for the beasts of the earth; and none shall fray them away. خداوند می‌گوید که «مسکن تودر میان فریب است و از مکر خویش نمی خواهندکه مرا بشناسند.» bible_en_fa Then will I cause to cease from the cities of Judah, and from the streets of Jerusalem, the voice of mirth, and the voice of gladness, the voice of the bridegroom, and the voice of the bride: for the land shall be desolate. بنابراین یهوه صبایوت چنین می‌گوید: «اینک من ایشان را قال گذاشته، امتحان خواهم نمود. زیرا به‌خاطر دختر قوم خود چه توانم کرد؟ bible_en_fa At that time, saith the LORD, they shall bring out the bones of the kings of Judah, and the bones of his princes, and the bones of the priests, and the bones of the prophets, and the bones of the inhabitants of Jerusalem, out of their graves: زبان ایشان تیر مهلک است که به فریب سخن می‌راند. به زبان خود با همسایه خویش سخنان صلح‌آمیز می‌گویند، اما در دل خودبرای او کمین می‌گذارند.» bible_en_fa And they shall spread them before the sun, and the moon, and all the host of heaven, whom they have loved, and whom they have served, and after whom they have walked, and whom they have sought, and whom they have worshipped: they shall not be gathered, nor be buried; they shall be for dung upon the face of the earth. پس خداوندمی گوید: «آیا به‌سبب این چیزها ایشان راعقوبت نرسانم و آیا جانم از چنین قومی انتقام نکشد؟» bible_en_fa And death shall be chosen rather than life by all the residue of them that remain of this evil family, which remain in all the places whither I have driven them, saith the LORD of hosts. برای کوهها گریه و نوحه گری و برای مرتعهای بیابان ماتم برپا می‌کنم زیرا که سوخته شده است و احدی از آنها گذر نمی کند و صدای مواشی شنیده نمی شود. هم مرغان هوا و هم بهایم فرار کرده و رفته‌اند. bible_en_fa Moreover thou shalt say unto them, Thus saith the LORD; Shall they fall, and not arise? shall he turn away, and not return? و اورشلیم را به توده‌ها و ماوای شغالها مبدل می‌کنم و شهرهای یهودا را ویران و غیرمسکون خواهم ساخت. bible_en_fa Why then is this people of Jerusalem slidden back by a perpetual backsliding? they hold fast deceit, they refuse to return. کیست مرد حکیم که این را بفهمد و کیست که دهان خداوند به وی سخن گفته باشد تا از این چیزها اخبار نماید که چرا زمین خراب و مثل بیابان سوخته شده است که احدی از آن گذرنمی کند. bible_en_fa I hearkened and heard, but they spake not aright: no man repented him of his wickedness, saying, What have I done? every one turned to his course, as the horse rusheth into the battle. پس خداوند می‌گوید: «چونکه شریعت مرا که پیش روی ایشان گذاشته بودم ترک کردند وآواز مرا نشنیدند و در آن سلوک ننمودند، bible_en_fa Yea, the stork in the heaven knoweth her appointed times; and the turtle and the crane and the swallow observe the time of their coming; but my people know not the judgment of the LORD. بلکه پیروی سرکشی دل خود را نمودند، و از عقب بعلیم که پدران ایشان آنها را به ایشان آموختندرفتند.» bible_en_fa How do ye say, We are wise, and the law of the LORD is with us? Lo, certainly in vain made he it; the pen of the scribes is in vain. از این جهت یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: «اینک من افسنتین راخوراک این قوم خواهم ساخت و آب تلخ به ایشان خواهم نوشانید. bible_en_fa The wise men are ashamed, they are dismayed and taken: lo, they have rejected the word of the LORD; and what wisdom is in them? و ایشان را در میان امت هایی که ایشان و پدران ایشان آنها رانشناختند پراکنده خواهم ساخت و شمشیر را درعقب ایشان خواهم فرستاد تا ایشان را هلاک نمایم.» bible_en_fa Therefore will I give their wives unto others, and their fields to them that shall inherit them: for every one from the least even unto the greatest is given to covetousness, from the prophet even unto the priest every one dealeth falsely. یهوه صبایوت چنین می‌گوید: «تفکر کنیدو زنان نوحه گر را بخوانید تا بیایند و در‌پی زنان حکیم بفرستید تا بیایند.» bible_en_fa For they have healed the hurt of the daughter of my people slightly, saying, Peace, peace; when there is no peace. و ایشان تعجیل نموده، برای ما ماتم برپا کنند تا چشمان ما اشکهابریزد و مژگان ما آبها جاری سازد. bible_en_fa Were they ashamed when they had committed abomination? nay, they were not at all ashamed, neither could they blush: therefore shall they fall among them that fall: in the time of their visitation they shall be cast down, saith the LORD. زیرا که آواز نوحه گری از صهیون شنیده می‌شود که چگونه غارت شدیم و چه بسیار خجل گردیدیم چونکه زمین را ترک کردیم و مسکن های ما ما رابیرون انداخته‌اند. bible_en_fa I will surely consume them, saith the LORD: there shall be no grapes on the vine, nor figs on the fig tree, and the leaf shall fade; and the things that I have given them shall pass away from them. پس‌ای زنان، کلام خداوند را بشنوید و گوشهای شما کلام دهان اورا بپذیرد و شما به دختران خود نوحه گری راتعلیم دهید و هر زن به همسایه خویش ماتم را. bible_en_fa Why do we sit still? assemble yourselves, and let us enter into the defenced cities, and let us be silent there: for the LORD our God hath put us to silence, and given us water of gall to drink, because we have sinned against the LORD. زیرا موت به پنجره های ما برآمده، به قصرهای ما داخل شده است تا اطفال را از بیرون و جوانان را از چهارسوها منقطع سازد. bible_en_fa We looked for peace, but no good came; and for a time of health, and behold trouble! خداوند چنین می‌گوید: «بگو که لاشهای مردمان مثل سرگین بر روی صحرا و مانند بافه درعقب دروگر افتاده است و کسی نیست که آن رابرچیند.» bible_en_fa The snorting of his horses was heard from Dan: the whole land trembled at the sound of the neighing of his strong ones; for they are come, and have devoured the land, and all that is in it; the city, and those that dwell therein. خداوند چنین می‌گوید: «حکیم، ازحکمت خود فخر ننماید و جبار، از تنومندی خویش مفتخر نشود و دولتمند از دولت خودافتخار نکند. bible_en_fa For, behold, I will send serpents, cockatrices, among you, which will not be charmed, and they shall bite you, saith the LORD. بلکه هر‌که فخر نماید از این فخربکند که فهم دارد و مرا می‌شناسد که من یهوه هستم که رحمت و انصاف و عدالت را در زمین بجا می‌آورم زیرا خداوند می‌گوید در این چیزهامسرور می‌باشم.» bible_en_fa When I would comfort myself against sorrow, my heart is faint in me. خداوند می‌گوید: «اینک ایامی می‌آید که نامختونان را با مختونان عقوبت خواهم رسانید.یعنی مصر و یهودا و ادوم و بنی عمون وموآب و آنانی را که گوشه های موی خود رامی تراشند و در صحرا ساکنند. زیرا که جمیع این امت‌ها نامختونند و تمامی خاندان اسرائیل در دل نامختونند.» bible_en_fa Behold the voice of the cry of the daughter of my people because of them that dwell in a far country: Is not the LORD in Zion? is not her king in her? Why have they provoked me to anger with their graven images, and with strange vanities? یعنی مصر و یهودا و ادوم و بنی عمون وموآب و آنانی را که گوشه های موی خود رامی تراشند و در صحرا ساکنند. زیرا که جمیع این امت‌ها نامختونند و تمامی خاندان اسرائیل در دل نامختونند.» bible_en_fa The harvest is past, the summer is ended, and we are not saved. ای خاندان اسرائیل کلامی را که خداوند به شما می‌گوید بشنوید! bible_en_fa For the hurt of the daughter of my people am I hurt; I am black; astonishment hath taken hold on me. خداوند چنین می‌گوید: «طریق امت‌ها را یادمگیرید و از علامات افلاک مترسید زیرا که امت‌ها از آنها می‌ترسند. bible_en_fa Is there no balm in Gilead; is there no physician there? why then is not the health of the daughter of my people recovered? چونکه رسوم قومهاباطل است که ایشان درختی از جنگل با تبرمی برند که صنعت دستهای نجار می‌باشد. bible_en_fa Oh that my head were waters, and mine eyes a fountain of tears, that I might weep day and night for the slain of the daughter of my people! و آن را به نقره و طلا زینت داده، با میخ و چکش محکم می‌کنند تا متحرک نشود. bible_en_fa Oh that I had in the wilderness a lodging place of wayfaring men; that I might leave my people, and go from them! for they be all adulterers, an assembly of treacherous men. و آنها مثل مترس دربوستان خیار می‌باشند که سخن نمی توانند گفت وآنها را می‌باید برداشت چونکه راه نمی توانندرفت. از آنها مترسید زیرا که ضرر نتوانند رسانیدو قوت نفع رسانیدن هم ندارند.» bible_en_fa And they bend their tongues like their bow for lies: but they are not valiant for the truth upon the earth; for they proceed from evil to evil, and they know not me, saith the LORD. ‌ای یهوه مثل تو کسی نیست! تو عظیم هستی و اسم تو در قوت عظیم است! bible_en_fa Take ye heed every one of his neighbour, and trust ye not in any brother: for every brother will utterly supplant, and every neighbour will walk with slanders. ‌ای پادشاه امت هاکیست که از تو نترسد زیرا که این به تو می‌شایدچونکه در جمیع حکیمان امت‌ها و در تمامی ممالک ایشان مانند تو کسی نیست. bible_en_fa And they will deceive every one his neighbour, and will not speak the truth: they have taught their tongue to speak lies, and weary themselves to commit iniquity. جمیع ایشان وحشی و احمق می‌باشند تادیب اباطیل چوب (بت ) است. bible_en_fa Thine habitation is in the midst of deceit; through deceit they refuse to know me, saith the LORD. نقره کوبیده شده از ترشیش و طلا از اوفاز که صنعت صنعتگر و عمل دستهای زرگر باشد می‌آورند. لاجورد و ارغوان لباس آنها و همه اینها عمل حکمت پیشگان است. bible_en_fa Therefore thus saith the LORD of hosts, Behold, I will melt them, and try them; for how shall I do for the daughter of my people? اما یهوه خدای حق است و او خدای حی و پادشاه سرمدی می‌باشد. از غضب او زمین متزلزل می‌شود و امت‌ها قهر او را متحمل نتوانندشد. bible_en_fa Their tongue is as an arrow shot out; it speaketh deceit: one speaketh peaceably to his neighbour with his mouth, but in heart he layeth his wait. به ایشان چنین بگویید: «خدایانی که آسمان و زمین را نساخته‌اند از روی زمین و از زیرآسمان تلف خواهند شد.» bible_en_fa Shall I not visit them for these things? saith the LORD: shall not my soul be avenged on such a nation as this? او زمین را به قوت خود ساخت و ربع مسکون را به حکمت خویش استوار نمود وآسمان را به عقل خود گسترانید. bible_en_fa For the mountains will I take up a weeping and wailing, and for the habitations of the wilderness a lamentation, because they are burned up, so that none can pass through them; neither can men hear the voice of the cattle; both the fowl of the heavens and the beast are fled; they are gone. چون آوازمی دهد غوغای آبها در آسمان پدید می‌آید. ابرها از اقصای زمین برمی آورد و برقها برای باران می‌سازد و باد را از خزانه های خود بیرون می‌آورد. bible_en_fa And I will make Jerusalem heaps, and a den of dragons; and I will make the cities of Judah desolate, without an inhabitant. جمیع مردمان وحشی‌اند و معرفت ندارند و هر‌که تمثالی می‌سازد خجل خواهدشد. زیرا که بت ریخته شده او دروغ است و در آن هیچ نفس نیست. bible_en_fa Who is the wise man, that may understand this? and who is he to whom the mouth of the LORD hath spoken, that he may declare it, for what the land perisheth and is burned up like a wilderness, that none passeth through? آنها باطل و کار مسخرگی می‌باشد در روزی که به محاکمه می‌آیند تلف خواهند شد. bible_en_fa And the LORD saith, Because they have forsaken my law which I set before them, and have not obeyed my voice, neither walked therein; او که نصیب یعقوب است مثل آنها نمی باشد. زیرا که او سازنده همه موجودات است و اسرائیل عصای میراث وی است و اسم اویهوه صبایوت می‌باشد. bible_en_fa But have walked after the imagination of their own heart, and after Baalim, which their fathers taught them: ‌ای که در تنگی ساکن هستی، بسته خود رااز زمین بردار! bible_en_fa Therefore thus saith the LORD of hosts, the God of Israel; Behold, I will feed them, even this people, with wormwood, and give them water of gall to drink. زیرا خداوند چنین می‌گوید: «اینک من این مرتبه ساکنان این زمین را از فلاخن خواهم‌انداخت و ایشان را به تنگ خواهم آورد تابفهمند.» bible_en_fa I will scatter them also among the heathen, whom neither they nor their fathers have known: and I will send a sword after them, till I have consumed them. وای بر من به‌سبب صدمه من. bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts, Consider ye, and call for the mourning women, that they may come; and send for cunning women, that they may come: خیمه من خراب شد و تمامی طنابهای من گسیخته گردید، پسرانم از من بیرون رفته، نایاب شدند. کسی نیست که خیمه مرا پهن کند و پرده های مرابرپا نماید. bible_en_fa And let them make haste, and take up a wailing for us, that our eyes may run down with tears, and our eyelids gush out with waters. زیرا که شبانان وحشی شده‌اند وخداوند را طلب نمی نمایند بنابراین کامیاب نخواهند شد و همه گله های ایشان پراکنده خواهد گردید. bible_en_fa For a voice of wailing is heard out of Zion, How are we spoiled! we are greatly confounded, because we have forsaken the land, because our dwellings have cast us out. اینک صدای خبری می‌آید واضطراب عظیمی از دیار شمال. تا شهرهای یهودا را ویران و ماوای شغالها سازد. bible_en_fa Yet hear the word of the LORD, O ye women, and let your ear receive the word of his mouth, and teach your daughters wailing, and every one her neighbour lamentation. ‌ای خداوند می‌دانم که طریق انسان از آن اونیست و آدمی که راه می‌رود قادر بر هدایت قدمهای خویش نمی باشد. bible_en_fa For death is come up into our windows, and is entered into our palaces, to cut off the children from without, and the young men from the streets. ‌ای خداوند مراتادیب نما اما به انصاف و نه به غضب خود مبادامرا ذلیل سازی.غضب خویش را بر امت هایی که تو را نمی شناسند بریز. و بر قبیله هایی که اسم تو را نمی خوانند، زیرا که ایشان یعقوب راخوردند و او را بلعیده، تباه ساختند و مسکن او راخراب نمودند. bible_en_fa Speak, Thus saith the LORD, Even the carcases of men shall fall as dung upon the open field, and as the handful after the harvestman, and none shall gather them. غضب خویش را بر امت هایی که تو را نمی شناسند بریز. و بر قبیله هایی که اسم تو را نمی خوانند، زیرا که ایشان یعقوب راخوردند و او را بلعیده، تباه ساختند و مسکن او راخراب نمودند. bible_en_fa Thus saith the LORD, Let not the wise man glory in his wisdom, neither let the mighty man glory in his might, let not the rich man glory in his riches: این است کلامی که از جانب خداوند به ارمیا نازل شده، گفت: bible_en_fa But let him that glorieth glory in this, that he understandeth and knoweth me, that I am the LORD which exercise lovingkindness, judgment, and righteousness, in the earth: for in these things I delight, saith the LORD. «کلام این عهدرا بشنوید و به مردان یهودا و ساکنان اورشلیم بگویید. bible_en_fa Behold, the days come, saith the LORD, that I will punish all them which are circumcised with the uncircumcised; و تو به ایشان بگو یهوه خدای اسرائیل چنین می‌گوید: ملعون باد کسی‌که کلام این عهدرا نشنود. bible_en_fa Egypt, and Judah, and Edom, and the children of Ammon, and Moab, and all that are in the utmost corners, that dwell in the wilderness: for all these nations are uncircumcised, and all the house of Israel are uncircumcised in the heart. که آن را به پدران شما در روزی که ایشان را از زمین مصر از کوره آهنین بیرون آوردم امر فرموده، گفتم قول مرا بشنوید و موافق هر آنچه به شما امر بفرمایم آن را بجا بیاورید تا شماقوم من باشید و من خدای شما باشم. bible_en_fa Hear ye the word which the LORD speaketh unto you, O house of Israel: و تا قسمی را که برای پدران شما خوردم وفا نمایم که زمینی را که به شیر و عسل جاری است چنانکه امروزشده است به ایشان بدهم.» پس من در جواب گفتم: «ای خداوند آمین.» bible_en_fa Thus saith the LORD, Learn not the way of the heathen, and be not dismayed at the signs of heaven; for the heathen are dismayed at them. پس خداوند مرا گفت: «تمام این سخنان رادر شهرهای یهودا و کوچه های اورشلیم نداکرده، بگو که سخنان این عهد را بشنوید و آنها رابجا آورید. bible_en_fa For the customs of the people are vain: for one cutteth a tree out of the forest, the work of the hands of the workman, with the axe. زیرا از روزی که پدران شما را اززمین مصر برآوردم تا امروز ایشان را تاکید سخت نمودم و صبح زود برخاسته، تاکید نموده، گفتم قول مرا بشنوید. bible_en_fa They deck it with silver and with gold; they fasten it with nails and with hammers, that it move not. اما نشنیدند و گوش خود را فرانداشتند بلکه پیروی سرکشی دل شریر خود رانمودند. پس تمام سخنان این عهد را بر ایشان وارد آوردم چونکه امر فرموده بودم که آن را وفانمایند اما وفا ننمودند.» bible_en_fa They are upright as the palm tree, but speak not: they must needs be borne, because they cannot go. Be not afraid of them; for they cannot do evil, neither also is it in them to do good. و خداوند مرا گفت: «فتنه‌ای در میان مردان یهودا و ساکنان اورشلیم پیدا شده است. bible_en_fa Forasmuch as there is none like unto thee, O LORD; thou art great, and thy name is great in might. به خطایای پدران پیشین خود که از شنیدن این سخنان ابا نمودند برگشتند و ایشان خدایان غیر راپیروی نموده، آنها را عبادت نمودند. و خاندان اسرائیل و خاندان یهودا عهدی را که با پدران ایشان بسته بودم شکستند.» bible_en_fa Who would not fear thee, O King of nations? for to thee doth it appertain: forasmuch as among all the wise men of the nations, and in all their kingdoms, there is none like unto thee. بنابراین خداوندچنین می‌گوید: «اینک من بلایی را که از آن نتوانندرست بر ایشان خواهم آورد. و نزد من استغاثه خواهند کرد اما ایشان را اجابت نخواهم نمود. bible_en_fa But they are altogether brutish and foolish: the stock is a doctrine of vanities. و شهرهای یهودا و ساکنان اورشلیم رفته، نزدخدایانی که برای آنها بخور می‌سوزانیدند فریادخواهند کرد اما آنها در وقت مصیبت ایشان هرگزایشان را نجات نخواهند داد. bible_en_fa Silver spread into plates is brought from Tarshish, and gold from Uphaz, the work of the workman, and of the hands of the founder: blue and purple is their clothing: they are all the work of cunning men. زیرا که‌ای یهوداشماره خدایان تو بقدر شهرهای تو می‌باشد و برحسب شماره کوچه های اورشلیم مذبح های رسوایی برپا داشتید یعنی مذبح‌ها به جهت بخورسوزانیدن برای بعل. bible_en_fa But the LORD is the true God, he is the living God, and an everlasting king: at his wrath the earth shall tremble, and the nations shall not be able to abide his indignation. پس تو برای این قوم دعامکن و به جهت ایشان آواز تضرع و استغاثه بلندمنما زیرا که چون در وقت مصیبت خویش مرابخوانند ایشان را اجابت نخواهم نمود. bible_en_fa Thus shall ye say unto them, The gods that have not made the heavens and the earth, even they shall perish from the earth, and from under these heavens. محبوبه مرا در خانه من چه‌کار است چونکه شرارت ورزیده است. آیا تضرعات و گوشت مقدس می‌تواند گناه تو را از تو دور بکند؟ آنگاه می‌توانستی وجد نمایی.» bible_en_fa He hath made the earth by his power, he hath established the world by his wisdom, and hath stretched out the heavens by his discretion. خداوند تو را زیتون شاداب که به میوه نیکوخوشنما باشد مسمی نموده. اما به آواز غوغای عظیم آتش در آن افروخته است که شاخه هایش شکسته گردید. bible_en_fa When he uttereth his voice, there is a multitude of waters in the heavens, and he causeth the vapours to ascend from the ends of the earth; he maketh lightnings with rain, and bringeth forth the wind out of his treasures. زیرا یهوه صبایوت که تو راغرس نموده بود بلایی بر تو فرموده است به‌سبب شرارتی که خاندان اسرائیل و خاندان یهودا به ضد خویشتن کردند و برای بعل بخور‌سوزانیده، خشم مرا به هیجان آوردند. bible_en_fa Every man is brutish in his knowledge: every founder is confounded by the graven image: for his molten image is falsehood, and there is no breath in them. و خداوند مرا تعلیم داد پس دانستم. آنگاه اعمال ایشان را به من نشان دادی. bible_en_fa They are vanity, and the work of errors: in the time of their visitation they shall perish. و من مثل بره دست آموز که به مذبح برند بودم. و نمی دانستم که تدبیرات به ضد من نموده، می‌گفتند: «درخت را بامیوه‌اش ضایع سازیم و آن را از زمین زندگان قطع نماییم تا اسمش دیگر مذکور نشود.» bible_en_fa The portion of Jacob is not like them: for he is the former of all things; and Israel is the rod of his inheritance: The LORD of hosts is his name. اما‌ای یهوه صبایوت که داور عادل و امتحان کننده باطن و دل هستی، بشود که انتقام کشیدن تو را از ایشان ببینم زیرا که دعوی خود را نزد تو ظاهر ساختم. bible_en_fa Gather up thy wares out of the land, O inhabitant of the fortress. لهذا خداوند چنین می‌گوید: «درباره اهل عناتوت که قصد جان تو دارند و می‌گویند به نام یهوه نبوت مکن مبادا از دست ما کشته شوی. bible_en_fa For thus saith the LORD, Behold, I will sling out the inhabitants of the land at this once, and will distress them, that they may find it so. از این جهت یهوه صبایوت چنین می‌گوید: اینک بر ایشان عقوبت خواهم رسانید. و جوانان ایشان به شمشیر خواهند مرد و پسران و دختران ایشان از گرسنگی هلاک خواهند شد.و برای ایشان بقیه‌ای نخواهد ماند زیرا که من بر اهل عناتوت در سال عقوبت ایشان بلایی خواهم رسانید.» bible_en_fa Woe is me for my hurt! my wound is grievous: but I said, Truly this is a grief, and I must bear it. و برای ایشان بقیه‌ای نخواهد ماند زیرا که من بر اهل عناتوت در سال عقوبت ایشان بلایی خواهم رسانید.» bible_en_fa My tabernacle is spoiled, and all my cords are broken: my children are gone forth of me, and they are not: there is none to stretch forth my tent any more, and to set up my curtains. ای خداوند تو عادل تر هستی از اینکه من با تو محاجه نمایم. لیکن درباره احکامت با تو سخن خواهم راند. چرا راه شریران برخوردار می‌شود و جمیع خیانتکاران ایمن می‌باشند؟ bible_en_fa For the pastors are become brutish, and have not sought the LORD: therefore they shall not prosper, and all their flocks shall be scattered. تو ایشان را غرس نمودی پس ریشه زدند و نمو کرده، میوه نیز آوردند. تو به دهان ایشان نزدیکی، اما از قلب ایشان دور. bible_en_fa Behold, the noise of the bruit is come, and a great commotion out of the north country, to make the cities of Judah desolate, and a den of dragons. اما تو‌ای خداوند مرا می‌شناسی و مرا دیده، دل مرا نزدخود امتحان کرده‌ای. ایشان را مثل گوسفندان برای ذبح بیرون کش و ایشان را به جهت روز قتل تعیین نما. bible_en_fa O LORD, I know that the way of man is not in himself: it is not in man that walketh to direct his steps. زمین تا به کی ماتم خواهد نمود و گیاه تمامی صحرا خشک خواهد ماند. حیوانات ومرغان به‌سبب شرارت ساکنانش تلف شده اندزیرا می‌گویند که او آخرت ما را نخواهد دید. bible_en_fa O LORD, correct me, but with judgment; not in thine anger, lest thou bring me to nothing. اگر وقتی که با پیادگان دویدی تو را خسته کردند پس چگونه با اسبان می‌توانی برابری کنی؟ و هر‌چند در زمین سالم، ایمن هستی در طغیان اردن چه خواهی کرد؟ bible_en_fa Pour out thy fury upon the heathen that know thee not, and upon the families that call not on thy name: for they have eaten up Jacob, and devoured him, and consumed him, and have made his habitation desolate. زیرا که هم برادرانت وهم خاندان پدرت به تو خیانت نمودند و ایشان نیزدر عقب تو صدای بلند می‌کنند پس اگر‌چه سخنان نیکو به تو بگویند ایشان را باور مکن. bible_en_fa The word that came to Jeremiah from the LORD, saying, من خانه خود را ترک کرده، میراث خویش رادور انداختم. و محبوبه خود را به‌دست دشمنانش تسلیم نمودم. bible_en_fa Hear ye the words of this covenant, and speak unto the men of Judah, and to the inhabitants of Jerusalem; و میراث من مثل شیرجنگل برای من گردید. و به ضد من آواز خود رابلند کرد از این جهت از او نفرت کردم. bible_en_fa And say thou unto them, Thus saith the LORD God of Israel; Cursed be the man that obeyeth not the words of this covenant, آیامیراث من برایم مثل مرغ شکاری رنگارنگ که مرغان دور او را گرفته باشند شده است؟ بروید وجمیع حیوانات صحرا را جمع کرده، آنها رابیاورید تا بخورند. bible_en_fa Which I commanded your fathers in the day that I brought them forth out of the land of Egypt, from the iron furnace, saying, Obey my voice, and do them, according to all which I command you: so shall ye be my people, and I will be your God: شبانان بسیار تاکستان مراخراب کرده، میراث مرا پایمال نمودند. و میراث مرغوب مرا به بیابان ویران مبدل ساختند. bible_en_fa That I may perform the oath which I have sworn unto your fathers, to give them a land flowing with milk and honey, as it is this day. Then answered I, and said, So be it, O LORD. آن را ویران ساختند و آن ویران شده نزد من ماتم گرفته است. تمامی زمین ویران شده، چونکه کسی این را در دل خود راه نمی دهد. bible_en_fa Then the LORD said unto me, Proclaim all these words in the cities of Judah, and in the streets of Jerusalem, saying, Hear ye the words of this covenant, and do them. بر تمامی بلندیهای صحرا، تاراج کنندگان هجوم آوردندزیرا که شمشیر خداوند از کنار زمین تا کناردیگرش هلاک می‌کند و برای هیچ بشری ایمنی نیست. bible_en_fa For I earnestly protested unto your fathers in the day that I brought them up out of the land of Egypt, even unto this day, rising early and protesting, saying, Obey my voice. گندم کاشتند و خار درویدند، خویشتن را به رنج آورده، نفع نبردند. و از محصول شما به‌سبب حدت خشم خداوند خجل گردیدند. bible_en_fa Yet they obeyed not, nor inclined their ear, but walked every one in the imagination of their evil heart: therefore I will bring upon them all the words of this covenant, which I commanded them to do; but they did them not. خداوند درباره جمیع همسایگان شریرخود که ضرر می‌رسانند به ملکی که قوم خوداسرائیل را مالک آن ساخته است چنین می‌گوید: «اینک ایشان را از آن زمین برمی کنم و خاندان یهودا را از میان ایشان برمی کنم. bible_en_fa And the LORD said unto me, A conspiracy is found among the men of Judah, and among the inhabitants of Jerusalem. و بعد ازبرکندن ایشان رجوع خواهم کرد و بر ایشان ترحم خواهم نمود و هر کس از ایشان را به ملک خویش و هر کس را به زمین خود باز خواهم آورد. bible_en_fa They are turned back to the iniquities of their forefathers, which refused to hear my words; and they went after other gods to serve them: the house of Israel and the house of Judah have broken my covenant which I made with their fathers. و اگر ایشان طریق های قوم مرا نیکو یادگرفته، به اسم من یعنی به حیات یهوه قسم خورندچنانکه ایشان قوم مرا تعلیم دادند که به بعل قسم خورند، آنگاه ایشان در میان قوم من بنا خواهند شد.اما اگر نشنوند آنگاه آن امت را بالکل برکنده، هلاک خواهم ساخت.» کلام خداوند این است. bible_en_fa Therefore thus saith the LORD, Behold, I will bring evil upon them, which they shall not be able to escape; and though they shall cry unto me, I will not hearken unto them. اما اگر نشنوند آنگاه آن امت را بالکل برکنده، هلاک خواهم ساخت.» کلام خداوند این است. bible_en_fa Then shall the cities of Judah and inhabitants of Jerusalem go, and cry unto the gods unto whom they offer incense: but they shall not save them at all in the time of their trouble. خداوند به من چنین گفت که «برو وکمربند کتانی برای خود بخر و آن را به کمر خود ببند و آن را در آب فرو مبر.» bible_en_fa For according to the number of thy cities were thy gods, O Judah; and according to the number of the streets of Jerusalem have ye set up altars to that shameful thing, even altars to burn incense unto Baal. پس کمربند را موافق کلام خداوند خریدم و به کمرخود بستم. bible_en_fa Therefore pray not thou for this people, neither lift up a cry or prayer for them: for I will not hear them in the time that they cry unto me for their trouble. و کلام خداوند بار دیگر به من نازل شده، گفت: bible_en_fa What hath my beloved to do in mine house, seeing she hath wrought lewdness with many, and the holy flesh is passed from thee? when thou doest evil, then thou rejoicest. «این کمربند را که خریدی و به کمرخود بستی بگیر و به فرات رفته، آن را در شکاف صخره پنهان کن.» bible_en_fa The LORD called thy name, A green olive tree, fair, and of goodly fruit: with the noise of a great tumult he hath kindled fire upon it, and the branches of it are broken. پس رفتم و آن را در فرات برحسب آنچه خداوند به من فرموده بود پنهان کردم. bible_en_fa For the LORD of hosts, that planted thee, hath pronounced evil against thee, for the evil of the house of Israel and of the house of Judah, which they have done against themselves to provoke me to anger in offering incense unto Baal. و بعد ازمرور ایام بسیار خداوند مرا گفت: «برخاسته، به فرات برو و کمربندی را که تو را امر فرمودم که درآنجا پنهان کنی از آنجا بگیر.» bible_en_fa And the LORD hath given me knowledge of it, and I know it: then thou shewedst me their doings. پس به فرات رفتم و کنده کمربند را از جایی که آن را پنهان کرده بودم گرفتم و اینک کمربند پوسیده و لایق هیچکار نبود. bible_en_fa But I was like a lamb or an ox that is brought to the slaughter; and I knew not that they had devised devices against me, saying, Let us destroy the tree with the fruit thereof, and let us cut him off from the land of the living, that his name may be no more remembered. و کلام خداوند به من نازل شده، گفت: bible_en_fa But, O LORD of hosts, that judgest righteously, that triest the reins and the heart, let me see thy vengeance on them: for unto thee have I revealed my cause. «خداوند چنین می‌فرماید: تکبر یهودا و تکبرعظیم اورشلیم را همچنین تباه خواهم ساخت. bible_en_fa Therefore thus saith the LORD of the men of Anathoth, that seek thy life, saying, Prophesy not in the name of the LORD, that thou die not by our hand: و این قوم شریری که از شنیدن قول من ابانموده، سرکشی دل خود را پیروی می‌نمایند و درعقب خدایان غیر رفته، آنها را عبادت و سجده می‌کنند، مثل این کمربندی که لایق هیچکارنیست خواهند شد. bible_en_fa Therefore thus saith the LORD of hosts, Behold, I will punish them: the young men shall die by the sword; their sons and their daughters shall die by famine: زیرا خداوند می‌گوید: چنانکه کمربند به کمر آدمی می‌چسبد، همچنان تمامی خاندان اسرائیل و تمامی خاندان یهودا رابه خویشتن چسبانیدم تا برای من قوم و اسم و فخر و زینت باشند اما نشنیدند. bible_en_fa And there shall be no remnant of them: for I will bring evil upon the men of Anathoth, even the year of their visitation. پس این کلام را به ایشان بگو: یهوه خدای اسرائیل چنین می‌گوید: هر مشک از شراب پر خواهد شد وایشان به تو خواهند گفت: مگر مانمی دانیم که هرمشک از شراب پر خواهد شد؟ bible_en_fa Righteous art thou, O LORD, when I plead with thee: yet let me talk with thee of thy judgments: Wherefore doth the way of the wicked prosper? wherefore are all they happy that deal very treacherously? پس به ایشان بگو: خداوند چنین می‌گوید: جمیع ساکنان این زمین را با پادشاهانی که بر کرسی داود می‌نشینندو کاهنان و انبیا و جمیع سکنه اورشلیم را به مستی پر خواهم ساخت. bible_en_fa Thou hast planted them, yea, they have taken root: they grow, yea, they bring forth fruit: thou art near in their mouth, and far from their reins. و خداوند می‌گوید: ایشان را یعنی پدران و پسران را با یکدیگر بهم خواهم‌انداخت. از هلاک ساختن ایشان شفقت و رافت ورحمت نخواهم نمود.» bible_en_fa But thou, O LORD, knowest me: thou hast seen me, and tried mine heart toward thee: pull them out like sheep for the slaughter, and prepare them for the day of slaughter. بشنوید و گوش فرا‌گیرید و مغرور مشویدزیرا خداوند تکلم می‌نماید. bible_en_fa How long shall the land mourn, and the herbs of every field wither, for the wickedness of them that dwell therein? the beasts are consumed, and the birds; because they said, He shall not see our last end. برای یهوه خدای خود جلال را توصیف نمایید قبل از آنکه تاریکی را پدید آورد و پایهای شما بر کوههای ظلمت بلغزد. و چون منتظر نور باشید آن را به سایه موت مبدل ساخته، به ظلمت غلیظ تبدیل نماید. bible_en_fa If thou hast run with the footmen, and they have wearied thee, then how canst thou contend with horses? and if in the land of peace, wherein thou trustedst, they wearied thee, then how wilt thou do in the swelling of Jordan? واگر این را نشنوید، جان من در خفا به‌سبب تکبرشما گریه خواهد کرد و چشم من زارزار گریسته، اشکها خواهد ریخت از این جهت که گله خداوندبه اسیری برده شده است. bible_en_fa For even thy brethren, and the house of thy father, even they have dealt treacherously with thee; yea, they have called a multitude after thee: believe them not, though they speak fair words unto thee. به پادشاه و ملکه بگو: «خویشتن را فروتن ساخته، بنشینید زیرا که افسرها یعنی تاجهای جلال شما افتاده است. bible_en_fa I have forsaken mine house, I have left mine heritage; I have given the dearly beloved of my soul into the hand of her enemies. شهرهای جنوب مسدود شده، کسی نیست که آنها را مفتوح سازد. و تمامی یهودا اسیرشده، بالکل به اسیری رفته است. bible_en_fa Mine heritage is unto me as a lion in the forest; it crieth out against me: therefore have I hated it. چشمان خود را بلند کرده، آنانی را که از طرف شمال می‌آیند بنگرید. گله‌ای که به تو داده شد وگوسفندان زیبایی تو کجا است؟ bible_en_fa Mine heritage is unto me as a speckled bird, the birds round about are against her; come ye, assemble all the beasts of the field, come to devour. اما چون او یارانت را به حکمرانی تو نصب کند چه خواهی گفت؟ چونکه تو ایشان را بر ضرر خود آموخته کرده‌ای. آیا دردها مثل زنی که می‌زاید تو را فرونخواهد گرفت؟ bible_en_fa Many pastors have destroyed my vineyard, they have trodden my portion under foot, they have made my pleasant portion a desolate wilderness. و اگر در دل خود گویی این چیزها چرا به من واقع شده است، (بدانکه ) به‌سبب کثرت گناهانت دامنهایت گشاده شده وپاشنه هایت به زور برهنه گردیده است. bible_en_fa They have made it desolate, and being desolate it mourneth unto me; the whole land is made desolate, because no man layeth it to heart. آیاحبشی، پوست خود را تبدیل تواند نمود یاپلنگ، پیسه های خویش را؟ آنگاه شما نیز که به بدی کردن معتاد شده‌اید نیکویی توانید کرد؟ bible_en_fa The spoilers are come upon all high places through the wilderness: for the sword of the LORD shall devour from the one end of the land even to the other end of the land: no flesh shall have peace. ومن ایشان را مثل کاه که پیش روی باد صحرا رانده شود پراکنده خواهم ساخت.» bible_en_fa They have sown wheat, but shall reap thorns: they have put themselves to pain, but shall not profit: and they shall be ashamed of your revenues because of the fierce anger of the LORD. خداوند می‌گوید: «قرعه تو و نصیبی که ازجانب من برای تو پیموده شده این است، چونکه مرا فراموش کردی و به دروغ اعتماد نمودی. bible_en_fa Thus saith the LORD against all mine evil neighbours, that touch the inheritance which I have caused my people Israel to inherit; Behold, I will pluck them out of their land, and pluck out the house of Judah from among them. پس من نیز دامنهایت را پیش روی تو منکشف خواهم ساخت و رسوایی تو دیده خواهد شد.فسق و شیهه های تو و زشتی زناکاری تو ورجاسات تو را بر تلهای بیابان مشاهده نمودم. وای بر تو‌ای اورشلیم تا به کی دیگر طاهرنخواهی شد!» bible_en_fa And it shall come to pass, after that I have plucked them out I will return, and have compassion on them, and will bring them again, every man to his heritage, and every man to his land. فسق و شیهه های تو و زشتی زناکاری تو ورجاسات تو را بر تلهای بیابان مشاهده نمودم. وای بر تو‌ای اورشلیم تا به کی دیگر طاهرنخواهی شد!» bible_en_fa And it shall come to pass, if they will diligently learn the ways of my people, to swear by my name, The LORD liveth; as they taught my people to swear by Baal; then shall they be built in the midst of my people. کلام خداوند که درباره خشک سالی به ارمیا نازل شد. bible_en_fa But if they will not obey, I will utterly pluck up and destroy that nation, saith the LORD. «یهودا نوحه گری می‌کند و دروازه هایش کاهیده شده، ماتم‌کنان بر زمین می‌نشینند و فریاداورشلیم بالا می‌رود. bible_en_fa Thus saith the LORD unto me, Go and get thee a linen girdle, and put it upon thy loins, and put it not in water. و شرفای ایشان صغیران ایشان را برای آب می‌فرستند و نزد حفره هامی روند و آب نمی یابند و با ظرفهای خالی برگشته، خجل و رسوا می‌شوند و سرهای خود رامی پوشانند. bible_en_fa So I got a girdle according to the word of the LORD, and put it on my loins. به‌سبب اینکه زمین منشق شده است چونکه باران بر جهان نباریده است. فلاحان خجل شده، سرهای خود را می‌پوشانند. bible_en_fa And the word of the LORD came unto me the second time, saying, بلکه غزالها نیز در صحرا می‌زایند و (اولاد خود را)ترک می‌کنند چونکه هیچ گیاه نیست. bible_en_fa Take the girdle that thou hast got, which is upon thy loins, and arise, go to Euphrates, and hide it there in a hole of the rock. وگورخران بر بلندیها ایستاده، مثل شغالها برای باددم می‌زنند و چشمان آنها کاهیده می‌گردد چونکه هیچ علفی نیست.» bible_en_fa So I went, and hid it by Euphrates, as the LORD commanded me. ‌ای خداوند اگر‌چه گناهان ما بر ما شهادت می‌دهد اما به‌خاطر اسم خود عمل نما زیرا که ارتدادهای ما بسیار شده است و به تو گناه ورزیده‌ایم. bible_en_fa And it came to pass after many days, that the LORD said unto me, Arise, go to Euphrates, and take the girdle from thence, which I commanded thee to hide there. ‌ای تو که امید اسرائیل ونجات‌دهنده او در وقت تنگی می‌باشی چرا مثل غریبی در زمین و مانند مسافری که برای شبی خیمه می‌زند شده‌ای؟ bible_en_fa Then I went to Euphrates, and digged, and took the girdle from the place where I had hid it: and, behold, the girdle was marred, it was profitable for nothing. چرا مثل شخص متحیرو مانند جباری که نمی تواند نجات دهد هستی؟ اما تو‌ای خداوند در میان ما هستی و ما به نام تونامیده شده‌ایم پس ما را ترک منما. bible_en_fa Then the word of the LORD came unto me, saying, خداوند به این قوم چنین می‌گوید: «ایشان به آواره گشتن چنین مایل بوده‌اند و پایهای خودرا باز نداشتند. بنابراین خداوند ایشان را مقبول ننمود و حال عصیان ایشان را به یاد آورده، گناه ایشان را جزا خواهد داد.» bible_en_fa Thus saith the LORD, After this manner will I mar the pride of Judah, and the great pride of Jerusalem. و خداوند به من گفت: «برای خیریت این قوم دعا منما! bible_en_fa This evil people, which refuse to hear my words, which walk in the imagination of their heart, and walk after other gods, to serve them, and to worship them, shall even be as this girdle, which is good for nothing. چون روزه گیرند ناله ایشان را نخواهم شنید و چون قربانی سوختنی و هدیه آردی گذرانند ایشان راقبول نخواهم فرمود بلکه من ایشان را به شمشیر وقحط و وبا هلاک خواهم ساخت.» bible_en_fa For as the girdle cleaveth to the loins of a man, so have I caused to cleave unto me the whole house of Israel and the whole house of Judah, saith the LORD; that they might be unto me for a people, and for a name, and for a praise, and for a glory: but they would not hear. پس گفتم: «آه‌ای خداوند یهوه اینک انبیا به ایشان می‌گویند که شمشیر را نخواهید دید وقحطی به شما نخواهد رسید بلکه شما را در این مکان سلامتی پایدار خواهم داد.» bible_en_fa Therefore thou shalt speak unto them this word; Thus saith the LORD God of Israel, Every bottle shall be filled with wine: and they shall say unto thee, Do we not certainly know that every bottle shall be filled with wine? پس خداوند مرا گفت: «این انبیا به اسم من به دروغ نبوت می‌کنند. من ایشان را نفرستادم و به ایشان امری نفرمودم و تکلم ننمودم، بلکه ایشان به رویاهای کاذب و سحر و بطالت و مکر دلهای خویش برای شما نبوت می‌کنند. bible_en_fa Then shalt thou say unto them, Thus saith the LORD, Behold, I will fill all the inhabitants of this land, even the kings that sit upon David's throne, and the priests, and the prophets, and all the inhabitants of Jerusalem, with drunkenness. بنابراین خداوند درباره این انبیا که به اسم من نبوت می‌کنند و من ایشان را نفرستاده‌ام و می‌گویند که شمشیر و قحط در این زمین نخواهد شد می‌گویدکه این انبیا به شمشیر و قحط کشته خواهند شد. bible_en_fa And I will dash them one against another, even the fathers and the sons together, saith the LORD: I will not pity, nor spare, nor have mercy, but destroy them. و این قومی که برای ایشان نبوت می‌کنند درکوچه های اورشلیم به‌سبب قحط و شمشیرانداخته خواهند شد و کسی نخواهد بود که ایشان و زنان ایشان و پسران و دختران ایشان را دفن کندزیرا که شرارت ایشان را بر ایشان خواهم ریخت. bible_en_fa Hear ye, and give ear; be not proud: for the LORD hath spoken. پس این کلام را به ایشان بگو: چشمان من شبانه‌روز اشک می‌ریزد و آرامی ندارد زیرا که آن دوشیزه یعنی دختر قوم من به شکستگی عظیم وصدمه بینهایت سخت شکسته شده است. bible_en_fa Give glory to the LORD your God, before he cause darkness, and before your feet stumble upon the dark mountains, and, while ye look for light, he turn it into the shadow of death, and make it gross darkness. اگربه صحرا بیرون روم اینک کشتگان شمشیر و اگربه شهر داخل شوم اینک بیماران از گرسنگی. زیراکه هم انبیا و کهنه در زمین تجارت می‌کنند و هیچ نمی دانند.» bible_en_fa But if ye will not hear it, my soul shall weep in secret places for your pride; and mine eye shall weep sore, and run down with tears, because the LORD's flock is carried away captive. آیا یهودا را بالکل ترک کرده‌ای و آیا جانت صهیون را مکروه داشته است؟ چرا ما را چنان زده‌ای که برای ما هیچ علاجی نیست؟ برای سلامتی انتظار کشیدیم اما هیچ خیری نیامد وبرای زمان شفا و اینک اضطراب پدید آمد. bible_en_fa Say unto the king and to the queen, Humble yourselves, sit down: for your principalities shall come down, even the crown of your glory. ‌ای خداوند به شرارت خود و به عصیان پدران خویش اعتراف می‌نماییم زیرا که به تو گناه ورزیده‌ایم. bible_en_fa The cities of the south shall be shut up, and none shall open them: Judah shall be carried away captive all of it, it shall be wholly carried away captive. به‌خاطر اسم خود ما را رد منما. کرسی جلال خویش را خوار مشمار. عهد خودرا که با ما بستی به یاد آورده، آن را مشکن.آیادر میان اباطیل امت‌ها هستند که باران ببارانند و آیا آسمان می‌تواند بارش بدهد؟ مگر تو‌ای یهوه خدای ما همان نیستی و به تو امیدوار هستیم چونکه تو فاعل همه اینکارها می‌باشی. bible_en_fa Lift up your eyes, and behold them that come from the north: where is the flock that was given thee, thy beautiful flock? آیادر میان اباطیل امت‌ها هستند که باران ببارانند و آیا آسمان می‌تواند بارش بدهد؟ مگر تو‌ای یهوه خدای ما همان نیستی و به تو امیدوار هستیم چونکه تو فاعل همه اینکارها می‌باشی. bible_en_fa What wilt thou say when he shall punish thee? for thou hast taught them to be captains, and as chief over thee: shall not sorrows take thee, as a woman in travail? و خداوند مرا گفت: «اگر‌چه هم موسی و سموئیل به حضور من می‌ایستادندجان من به این قوم مایل نمی شد. ایشان را ازحضور من دور انداز تا بیرون روند. bible_en_fa And if thou say in thine heart, Wherefore come these things upon me? For the greatness of thine iniquity are thy skirts discovered, and thy heels made bare. و اگر به توبگویند به کجا بیرون رویم، به ایشان بگو: خداوندچنین می‌فرماید: آنکه مستوجب موت است به موت و آنکه مستحق شمشیر است به شمشیر وآنکه سزاوار قحط است به قحط و آنکه لایق اسیری است به اسیری. bible_en_fa Can the Ethiopian change his skin, or the leopard his spots? then may ye also do good, that are accustomed to do evil. و خداوند می‌گوید: برایشان چهار قسم خواهم گماشت: یعنی شمشیربرای کشتن و سگان برای دریدن و مرغان هوا وحیوانات صحرا برای خوردن و هلاک ساختن. bible_en_fa Therefore will I scatter them as the stubble that passeth away by the wind of the wilderness. وایشان را در تمامی ممالک جهان مشوش خواهم ساخت. به‌سبب منسی ابن حزقیا پادشاه یهودا وکارهایی که او در اورشلیم کرد. bible_en_fa This is thy lot, the portion of thy measures from me, saith the LORD; because thou hast forgotten me, and trusted in falsehood. زیرا‌ای اورشلیم کیست که بر تو ترحم نماید و کیست که برای تو ماتم گیرد و کیست که یکسو برود تا ازسلامتی تو بپرسد؟ bible_en_fa Therefore will I discover thy skirts upon thy face, that thy shame may appear. خداوند می‌گوید: چونکه تومرا ترک کرده، به عقب برگشتی من نیز دست خودرا بر تو دراز کرده، تو را هلاک ساختم زیرا که ازپشیمان شدن بیزار گشتم. bible_en_fa I have seen thine adulteries, and thy neighings, the lewdness of thy whoredom, and thine abominations on the hills in the fields. Woe unto thee, O Jerusalem! wilt thou not be made clean? when shall it once be? و ایشان را دردروازه های زمین با غربال خواهم بیخت و قوم خود را بی‌اولاد ساخته، هلاک خواهم نمودچونکه از راههای خود بازگشت نکردند. bible_en_fa The word of the LORD that came to Jeremiah concerning the dearth. بیوه‌زنان ایشان برایم از ریگ دریا زیاده شده‌اند، پس بر ایشان در وقت ظهر بر مادر جوانان تاراج کننده‌ای خواهم آورد و ترس و آشفتگی رابر شهر ناگهان مستولی خواهم گردانید. bible_en_fa Judah mourneth, and the gates thereof languish; they are black unto the ground; and the cry of Jerusalem is gone up. زاینده هفت ولد زبون شده، جان بداد و آفتاب او که هنوز روز باقی بود غروب کرد و او خجل و رسواگردید. و خداوند می‌گوید: من بقیه ایشان را پیش روی دشمنان ایشان به شمشیر خواهم سپرد.» bible_en_fa And their nobles have sent their little ones to the waters: they came to the pits, and found no water; they returned with their vessels empty; they were ashamed and confounded, and covered their heads. وای بر من که تو‌ای مادرم مرا مرد جنگجوو نزاع کننده‌ای برای تمامی جهان زاییدی. نه به ربوا دادم ونه به ربوا گرفتم. معهذا هر یک از ایشان مرا لعنت می‌کنند. bible_en_fa Because the ground is chapt, for there was no rain in the earth, the plowmen were ashamed, they covered their heads. خداوند می‌گوید: «البته تورا برای نیکویی رها خواهم ساخت و هر آینه دشمن را در وقت بلا و در زمان تنگی نزد تومتذلل خواهم گردانید. bible_en_fa Yea, the hind also calved in the field, and forsook it, because there was no grass. آیا آهن می‌تواند آهن شمالی و برنج را بشکند؟ bible_en_fa And the wild asses did stand in the high places, they snuffed up the wind like dragons; their eyes did fail, because there was no grass. توانگری وخزینه هایت را نه به قیمت، بلکه به همه گناهانت و در تمامی حدودت به تاراج خواهم داد. bible_en_fa O LORD, though our iniquities testify against us, do thou it for thy name's sake: for our backslidings are many; we have sinned against thee. و تورا همراه دشمنانت به زمینی که نمی دانی خواهم کوچانید زیرا که ناری در غضب من افروخته شده شما را خواهد سوخت.» bible_en_fa O the hope of Israel, the saviour thereof in time of trouble, why shouldest thou be as a stranger in the land, and as a wayfaring man that turneth aside to tarry for a night? ‌ای خداوند تو این را می‌دانی پس مرا بیادآورده، از من تفقد نما و انتقام مرا از ستمکارانم بگیر و به دیرغضبی خویش مرا تلف منما و بدان که به‌خاطر تو رسوایی را کشیده‌ام. bible_en_fa Why shouldest thou be as a man astonied, as a mighty man that cannot save? yet thou, O LORD, art in the midst of us, and we are called by thy name; leave us not. سخنان تویافت شد و آنها را خوردم و کلام تو شادی وابتهاج دل من گردید. زیرا که به نام تو‌ای یهوه خدای صبایوت نامیده شده‌ام. bible_en_fa Thus saith the LORD unto this people, Thus have they loved to wander, they have not refrained their feet, therefore the LORD doth not accept them; he will now remember their iniquity, and visit their sins. در مجلس عشرت کنندگان ننشستم و شادی ننمودم. به‌سبب دست تو به تنهایی نشستم زیرا که مرا ازخشم مملو ساختی. bible_en_fa Then said the LORD unto me, Pray not for this people for their good. درد من چرا دایمی است و جراحت من چرا مهلک و علاج ناپذیر می‌باشد؟ آیا تو برای من مثل چشمه فریبنده و آب ناپایدارخواهی شد؟ bible_en_fa When they fast, I will not hear their cry; and when they offer burnt offering and an oblation, I will not accept them: but I will consume them by the sword, and by the famine, and by the pestilence. بنابراین خداوند چنین می‌گوید: «اگربازگشت نمایی من بار دیگر تو را به حضور خودقایم خواهم ساخت و اگر نفایس را از رذایل بیرون کنی، آنگاه تو مثل دهان من خواهی بود وایشان نزد تو خواهند برگشت و تو نزد ایشان بازگشت نخواهی نمود. bible_en_fa Then said I, Ah, Lord GOD! behold, the prophets say unto them, Ye shall not see the sword, neither shall ye have famine; but I will give you assured peace in this place. و من تو را برای این قوم دیوار برنجین حصاردار خواهم ساخت و باتو جنگ خواهند نمود، اما بر تو غالب نخواهندآمد زیرا خداوند می‌گوید: من برای نجات دادن ورهانیدن تو با تو هستم.و تو را از دست شریران خواهم رهانید و تو را از کف ستمکیشان فدیه خواهم نمود.» bible_en_fa Then the LORD said unto me, The prophets prophesy lies in my name: I sent them not, neither have I commanded them, neither spake unto them: they prophesy unto you a false vision and divination, and a thing of nought, and the deceit of their heart. و تو را از دست شریران خواهم رهانید و تو را از کف ستمکیشان فدیه خواهم نمود.» bible_en_fa Therefore thus saith the LORD concerning the prophets that prophesy in my name, and I sent them not, yet they say, Sword and famine shall not be in this land; By sword and famine shall those prophets be consumed. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa And the people to whom they prophesy shall be cast out in the streets of Jerusalem because of the famine and the sword; and they shall have none to bury them, them, their wives, nor their sons, nor their daughters: for I will pour their wickedness upon them. «برای خود زنی مگیر و تو را در این مکان پسران و دختران نباشد. bible_en_fa Therefore thou shalt say this word unto them; Let mine eyes run down with tears night and day, and let them not cease: for the virgin daughter of my people is broken with a great breach, with a very grievous blow. زیرا خداونددرباره پسران و دخترانی که در این مکان مولودشوند و درباره مادرانی که ایشان را بزایند وپدرانی که ایشان را در این زمین تولید نمایند چنین می‌گوید: bible_en_fa If I go forth into the field, then behold the slain with the sword! and if I enter into the city, then behold them that are sick with famine! yea, both the prophet and the priest go about into a land that they know not. به بیماریهای مهلک خواهند مرد. برای ایشان ماتم نخواهند گرفت و دفن نخواهندشد بلکه بر روی زمین سرگین خواهند بود. و به شمشیر و قحط تباه خواهند شد و لاشهای ایشان غذای مرغان هوا و وحوش زمین خواهد بود. bible_en_fa Hast thou utterly rejected Judah? hath thy soul lothed Zion? why hast thou smitten us, and there is no healing for us? we looked for peace, and there is no good; and for the time of healing, and behold trouble! زیرا خداوند چنین می‌گوید: به خانه نوحه گری داخل مشو و برای ماتم گرفتن نرو و برای ایشان تعزیت منما زیرا خداوند می‌گوید که سلامتی خود یعنی احسان و مراحم خویش را از این قوم خواهم برداشت. bible_en_fa We acknowledge, O LORD, our wickedness, and the iniquity of our fathers: for we have sinned against thee. هم بزرگ و هم کوچک در این زمین خواهند مرد و دفن نخواهند شد. و برای ایشان ماتم نخواهند گرفت و خویشتن را مجروح نخواهند ساخت و موی خود را نخواهند تراشید. bible_en_fa Do not abhor us, for thy name's sake, do not disgrace the throne of thy glory: remember, break not thy covenant with us. و برای ماتم گری نان را پاره نخواهند کرد تاایشان را برای مردگان تعزیت نمایند و کاسه تعزیت را با ایشان برای پدر یا مادر ایشان هم نخواهند نوشید. bible_en_fa Are there any among the vanities of the Gentiles that can cause rain? or can the heavens give showers? art not thou he, O LORD our God? therefore we will wait upon thee: for thou hast made all these things. و تو به خانه بزم داخل مشو و باایشان برای اکل و شرب منشین. bible_en_fa Then said the LORD unto me, Though Moses and Samuel stood before me, yet my mind could not be toward this people: cast them out of my sight, and let them go forth. زیرا که یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: اینک من در ایام شما و در نظر شما آواز خوشی و آوازشادمانی و آواز داماد و آواز عروس را از این مکان خواهم برداشت. bible_en_fa And it shall come to pass, if they say unto thee, Whither shall we go forth? then thou shalt tell them, Thus saith the LORD; Such as are for death, to death; and such as are for the sword, to the sword; and such as are for the famine, to the famine; and such as are for the captivity, to the captivity. و هنگامی که همه این سخنان را به این قوم بیان کنی و ایشان از توبپرسند که خداوند از چه سبب تمامی این بلای عظیم را به ضد ما گفته است و عصیان و گناهی که به یهوه خدای خود ورزیده‌ایم چیست؟ bible_en_fa And I will appoint over them four kinds, saith the LORD: the sword to slay, and the dogs to tear, and the fowls of the heaven, and the beasts of the earth, to devour and destroy. آنگاه تو به ایشان بگو: خداوند می‌گوید: از این جهت که پدران شما مرا ترک کردند و خدایان غیر را پیروی نموده، آنها راعبادت و سجده نمودند و مرا ترک کرده، شریعت مرا نگاه نداشتند. bible_en_fa And I will cause them to be removed into all kingdoms of the earth, because of Manasseh the son of Hezekiah king of Judah, for that which he did in Jerusalem. و شما ازپدران خویش زیاده شرارت ورزیدید چونکه هریک از شما سرکشی دل شریر خود را پیروی نمودید و به من گوش نگرفتید. bible_en_fa For who shall have pity upon thee, O Jerusalem? or who shall bemoan thee? or who shall go aside to ask how thou doest? بنابراین من شمارا از این زمین به زمینی که شما و پدران شماندانسته‌اید خواهم‌انداخت و در آنجا شبانه‌روزخدایان غیر را عبادت خواهید نمود زیرا که من برشما ترحم نخواهم نمود. bible_en_fa Thou hast forsaken me, saith the LORD, thou art gone backward: therefore will I stretch out my hand against thee, and destroy thee; I am weary with repenting. «بنابراین خداوند می‌گوید: اینک ایامی می‌آید که بار دیگر گفته نخواهد شد قسم به حیات یهوه که بنی‌اسرائیل را از زمین مصر بیرون آورد. bible_en_fa And I will fan them with a fan in the gates of the land; I will bereave them of children, I will destroy my people, since they return not from their ways. بلکه قسم به حیات یهوه که بنی‌اسرائیل را از زمین شمال و همه زمینهایی که ایشان را به آنها رانده بود برآورد. زیرا من ایشان را به زمینی که به پدران ایشان داده‌ام باز خواهم آورد. bible_en_fa Their widows are increased to me above the sand of the seas: I have brought upon them against the mother of the young men a spoiler at noonday: I have caused him to fall upon it suddenly, and terrors upon the city. خداوند می‌گوید: اینک ماهی گیران بسیار راخواهم فرستاد تا ایشان را صید نمایند و بعد از آن صیادان بسیار را خواهم فرستاد تا ایشان را از هرکوه و هر تل و از سوراخهای صخره‌ها شکارکنند. bible_en_fa She that hath borne seven languisheth: she hath given up the ghost; her sun is gone down while it was yet day: she hath been ashamed and confounded: and the residue of them will I deliver to the sword before their enemies, saith the LORD. زیرا چشمانم بر همه راههای ایشان است و آنها از نظر من پنهان نیست و عصیان ایشان از چشمان من مخفی نی. bible_en_fa Woe is me, my mother, that thou hast borne me a man of strife and a man of contention to the whole earth! I have neither lent on usury, nor men have lent to me on usury; yet every one of them doth curse me. و من اول عصیان وگناهان ایشان را مکافات مضاعف خواهم رسانیدچونکه زمین مرا به لاشهای رجاسات خود ملوث نموده و میراث مرا به مکروهات خویش مملوساخته‌اند.» bible_en_fa The LORD said, Verily it shall be well with thy remnant; verily I will cause the enemy to entreat thee well in the time of evil and in the time of affliction. ‌ای خداوند که قوت من و قلعه من و در روزتنگی پناهگاه من هستی! امت‌ها از کرانهای زمین نزد تو آمده، خواهند گفت: پدران ما جز دروغ واباطیل و چیزهایی را که فایده نداشت وارث هیچ نشدند. bible_en_fa Shall iron break the northern iron and the steel? آیا می‌شود که انسان برای خودخدایان بسازد و حال آنکه آنها خدا نیستند؟«بنابراین هان این مرتبه ایشان را عارف خواهم گردانید بلی دست خود و جبروت خویش را معروف ایشان خواهم ساخت وخواهند دانست که اسم من یهوه است.» bible_en_fa Thy substance and thy treasures will I give to the spoil without price, and that for all thy sins, even in all thy borders. «بنابراین هان این مرتبه ایشان را عارف خواهم گردانید بلی دست خود و جبروت خویش را معروف ایشان خواهم ساخت وخواهند دانست که اسم من یهوه است.» bible_en_fa And I will make thee to pass with thine enemies into a land which thou knowest not: for a fire is kindled in mine anger, which shall burn upon you. «گناه یهودا به قلم آهنین و نوک الماس مرقوم است. و بر لوح دل ایشان و بر شاخهای مذبح های شما منقوش است. bible_en_fa O LORD, thou knowest: remember me, and visit me, and revenge me of my persecutors; take me not away in thy longsuffering: know that for thy sake I have suffered rebuke. مادامی که پسران ایشان مذبح های خود و اشیریم خویش را نزد درختان سبز و بر تلهای بلند یاد می‌دارند، bible_en_fa Thy words were found, and I did eat them; and thy word was unto me the joy and rejoicing of mine heart: for I am called by thy name, O LORD God of hosts. ‌ای کوه من که در صحرا هستی توانگری وتمامی خزاین تو را به تاراج خواهم داد ومکان های بلند تو را نیز به‌سبب گناهی که در همه حدود خود ورزیده‌ای. bible_en_fa I sat not in the assembly of the mockers, nor rejoiced; I sat alone because of thy hand: for thou hast filled me with indignation. و تو از خودت نیز ملک خویش را که به تو داده‌ام بی‌زرع خواهی گذاشت و دشمنانت را در زمینی که نمی دانی خدمت خواهی نمود زیرا آتشی در غضب من افروخته‌اید که تا به ابد مشتعل خواهد بود.» bible_en_fa Why is my pain perpetual, and my wound incurable, which refuseth to be healed? wilt thou be altogether unto me as a liar, and as waters that fail? و خداوند چنین می‌گوید: «ملعون باد کسی‌که بر انسان توکل دارد و بشر را اعتماد خویش سازد و دلش از یهوه منحرف باشد. bible_en_fa Therefore thus saith the LORD, If thou return, then will I bring thee again, and thou shalt stand before me: and if thou take forth the precious from the vile, thou shalt be as my mouth: let them return unto thee; but return not thou unto them. و او مثل درخت عرعر در بیابان خواهد بود و چون نیکویی آید آن را نخواهد دید بلکه در مکان های خشک بیابان در زمین شوره غیرمسکون ساکن خواهدشد.» bible_en_fa And I will make thee unto this people a fenced brasen wall: and they shall fight against thee, but they shall not prevail against thee: for I am with thee to save thee and to deliver thee, saith the LORD. مبارک باد کسی‌که بر خداوند توکل دارد وخداوند اعتماد او باشد. bible_en_fa And I will deliver thee out of the hand of the wicked, and I will redeem thee out of the hand of the terrible. او مثل درخت نشانده بر کنار آب خواهد بود که ریشه های خویش رابسوی نهر پهن می‌کند و چون گرما بیاید نخواهدترسید و برگش شاداب خواهد ماند و درخشکسالی اندیشه نخواهد داشت و از آوردن میوه باز نخواهد ماند. bible_en_fa The word of the LORD came also unto me, saying, دل از همه‌چیز فریبنده تراست و بسیار مریض است کیست که آن را بداند؟ bible_en_fa Thou shalt not take thee a wife, neither shalt thou have sons or daughters in this place. «من یهوه تفتیش کننده دل و آزماینده گرده هاهستم تا بهر کس بر‌حسب راههایش و بر وفق ثمره اعمالش جزا دهم.» bible_en_fa For thus saith the LORD concerning the sons and concerning the daughters that are born in this place, and concerning their mothers that bare them, and concerning their fathers that begat them in this land; مثل کبک که بر تخمهایی که ننهاده باشدبنشیند، همچنان است کسی‌که مال را به بی انصافی جمع کند. در نصف روزهایش آن راترک خواهد کرد و در آخرت خود احمق خواهدبود. bible_en_fa They shall die of grievous deaths; they shall not be lamented; neither shall they be buried; but they shall be as dung upon the face of the earth: and they shall be consumed by the sword, and by famine; and their carcases shall be meat for the fowls of heaven, and for the beasts of the earth. موضع قدس ما کرسی جلال و از ازل مرتفع است. bible_en_fa For thus saith the LORD, Enter not into the house of mourning, neither go to lament nor bemoan them: for I have taken away my peace from this people, saith the LORD, even lovingkindness and mercies. ‌ای خداوند که امید اسرائیل هستی همگانی که تو را ترک نمایند خجل خواهند شد. آنانی که از من منحرف شوند درزمین مکتوب خواهند شد چونکه خداوند را که چشمه آب حیات‌است ترک نموده‌اند. bible_en_fa Both the great and the small shall die in this land: they shall not be buried, neither shall men lament for them, nor cut themselves, nor make themselves bald for them: ‌ای خداوند مرا شفا بده، پس شفا خواهم یافت. مرانجات بده، پس ناجی خواهم شد زیرا که توتسبیح من هستی. bible_en_fa Neither shall men tear themselves for them in mourning, to comfort them for the dead; neither shall men give them the cup of consolation to drink for their father or for their mother. اینک ایشان به من می‌گویند: «کلام خداوند کجاست؟ الان واقع بشود.» bible_en_fa Thou shalt not also go into the house of feasting, to sit with them to eat and to drink. واما من از بودن شبان برای پیروی تو تعجیل ننمودم و تو می‌دانی که یوم بلا را نخواستم. آنچه از لبهایم بیرون آمد به حضور تو ظاهر بود. bible_en_fa For thus saith the LORD of hosts, the God of Israel; Behold, I will cause to cease out of this place in your eyes, and in your days, the voice of mirth, and the voice of gladness, the voice of the bridegroom, and the voice of the bride. برای من باعث ترس مباش که در روز بلاملجای من تویی. bible_en_fa And it shall come to pass, when thou shalt shew this people all these words, and they shall say unto thee, Wherefore hath the LORD pronounced all this great evil against us? or what is our iniquity? or what is our sin that we have committed against the LORD our God? ستمکاران من خجل شونداما من خجل نشوم. ایشان هراسان شوند اما من هراسان نشوم. روز بلا را بر ایشان بیاور و ایشان رابه هلاکت مضاعف هلاک کن. bible_en_fa Then shalt thou say unto them, Because your fathers have forsaken me, saith the LORD, and have walked after other gods, and have served them, and have worshipped them, and have forsaken me, and have not kept my law; خداوند به من چنین گفت که «برو و نزددروازه پسران قوم که پادشاهان یهودا از آن داخل می‌شوند و از آن بیرون می‌روند و نزد همه دروازه های اورشلیم بایست. bible_en_fa And ye have done worse than your fathers; for, behold, ye walk every one after the imagination of his evil heart, that they may not hearken unto me: و به ایشان بگو: ای پادشاهان یهودا و تمامی یهودا و جمیع سکنه اورشلیم که از این دروازه‌ها داخل می‌شوید کلام خداوند را بشنوید! bible_en_fa Therefore will I cast you out of this land into a land that ye know not, neither ye nor your fathers; and there shall ye serve other gods day and night; where I will not shew you favour. خداوند چنین می‌گوید: برخویشتن با حذر باشید و در روز سبت هیچ باری حمل نکنید و آن را داخل دروازه های اورشلیم مسازید. bible_en_fa Therefore, behold, the days come, saith the LORD, that it shall no more be said, The LORD liveth, that brought up the children of Israel out of the land of Egypt; و در روز سبت هیچ باری ازخانه های خود بیرون میاورید و هیچکار مکنیدبلکه روز سبت را تقدیس نمایید چنانکه به پدران شما امر فرمودم.» bible_en_fa But, The LORD liveth, that brought up the children of Israel from the land of the north, and from all the lands whither he had driven them: and I will bring them again into their land that I gave unto their fathers. اما ایشان نشنیدند و گوش خود را فرانداشتند بلکه گردنهای خود را سخت ساختند تانشنوند و تادیب را نپذیرند. bible_en_fa Behold, I will send for many fishers, saith the LORD, and they shall fish them; and after will I send for many hunters, and they shall hunt them from every mountain, and from every hill, and out of the holes of the rocks. و خداوندمی گوید: «اگر مرا حقیقت بشنوید و در روز سبت، هیچ باری از دروازه های این شهر داخل نسازید وروز سبت را تقدیس نموده، هیچکار در آن نکنید، bible_en_fa For mine eyes are upon all their ways: they are not hid from my face, neither is their iniquity hid from mine eyes. آنگاه پادشاهان و سروران بر کرسی داود نشسته و بر ارابه‌ها و اسبان سوار شده، ایشان و سروران ایشان مردان یهودا و ساکنان اورشلیم از دروازه های این شهر داخل خواهند شد و این شهر تا به ابد مسکون خواهد بود. bible_en_fa And first I will recompense their iniquity and their sin double; because they have defiled my land, they have filled mine inheritance with the carcases of their detestable and abominable things. و ازشهرهای یهودا و از نواحی اورشلیم و از زمین بنیامین و از همواری و کوهستان و جنوب خواهند آمد و قربانی های سوختنی و ذبایح وهدایای آردی و بخور خواهند‌آورد و ذبایح تشکر را به خانه خداوند خواهند‌آورد.و اگرمرا نشنیده روز سبت را تقدیس ننمایید و در روزسبت باری برداشته، به شهرهای اورشلیم داخل سازید آنگاه در دروازه هایش آتشی خواهم افروخت که قصرهای اورشلیم را خواهد سوخت و خاموش نخواهد شد.» bible_en_fa O LORD, my strength, and my fortress, and my refuge in the day of affliction, the Gentiles shall come unto thee from the ends of the earth, and shall say, Surely our fathers have inherited lies, vanity, and things wherein there is no profit. و اگرمرا نشنیده روز سبت را تقدیس ننمایید و در روزسبت باری برداشته، به شهرهای اورشلیم داخل سازید آنگاه در دروازه هایش آتشی خواهم افروخت که قصرهای اورشلیم را خواهد سوخت و خاموش نخواهد شد.» bible_en_fa Shall a man make gods unto himself, and they are no gods? کلامی که از جانب خداوند به ارمیا نازل شده، گفت: bible_en_fa Therefore, behold, I will this once cause them to know, I will cause them to know mine hand and my might; and they shall know that my name is The LORD. «برخیز و به خانه کوزه‌گر فرود آی که در آنجا کلام خود را به تو خواهم شنوانید.» bible_en_fa The sin of Judah is written with a pen of iron, and with the point of a diamond: it is graven upon the table of their heart, and upon the horns of your altars; پس به خانه کوزه‌گر فرود شدم و اینک او برچرخها کار می‌کرد. bible_en_fa Whilst their children remember their altars and their groves by the green trees upon the high hills. و ظرفی که از گل می‌ساخت در دست کوزه‌گر ضایع شد پس دوباره ظرفی دیگر از آن ساخت بطوری که به نظرکوزه‌گر پسند آمد که بسازد. bible_en_fa O my mountain in the field, I will give thy substance and all thy treasures to the spoil, and thy high places for sin, throughout all thy borders. آنگاه کلام خداوندبه من نازل شده، گفت: bible_en_fa And thou, even thyself, shalt discontinue from thine heritage that I gave thee; and I will cause thee to serve thine enemies in the land which thou knowest not: for ye have kindled a fire in mine anger, which shall burn for ever. «خداوند می‌گوید: ای خاندان اسرائیل آیا من مثل این کوزه‌گر با شماعمل نتوانم نمود زیرا چنانکه گل در دست کوزه‌گر است، همچنان شما‌ای خاندان اسرائیل در دست من می‌باشید. bible_en_fa Thus saith the LORD; Cursed be the man that trusteth in man, and maketh flesh his arm, and whose heart departeth from the LORD. هنگامی که درباره امتی یا مملکتی برای کندن و منهدم ساختن و هلاک نمودن سخنی گفته باشم، bible_en_fa For he shall be like the heath in the desert, and shall not see when good cometh; but shall inhabit the parched places in the wilderness, in a salt land and not inhabited. اگر آن امتی که درباره ایشان گفته باشم از شرارت خویش بازگشت نمایند، آنگاه از آن بلایی که به آوردن آن قصدنموده‌ام خواهم برگشت. bible_en_fa Blessed is the man that trusteth in the LORD, and whose hope the LORD is. و هنگامی که درباره امتی یامملکتی به جهت بنا کردن و غرس نمودن سخن گفته باشم، bible_en_fa For he shall be as a tree planted by the waters, and that spreadeth out her roots by the river, and shall not see when heat cometh, but her leaf shall be green; and shall not be careful in the year of drought, neither shall cease from yielding fruit. اگر ایشان در نظر من شرارت ورزند و قول مرا نشنوند آنگاه از آن نیکویی که گفته باشم که برای ایشان بکنم خواهم برگشت. bible_en_fa The heart is deceitful above all things, and desperately wicked: who can know it? الان مردان یهودا و ساکنان اورشلیم را خطاب کرده، بگو که خداوند چنین می‌گوید: اینک من به ضد شما بلایی مهیا می‌سازم و قصدی به خلاف شما می‌نمایم. پس شما هر کدام از راه زشت خودبازگشت نمایید و راهها و اعمال خود را اصلاح کنید. bible_en_fa I the LORD search the heart, I try the reins, even to give every man according to his ways, and according to the fruit of his doings. اما ایشان خواهند گفت: امید نیست زیراکه افکار خود را پیروی خواهیم نمود و هر کدام موافق سرکشی دل شریر خود رفتار خواهیم کرد. bible_en_fa As the partridge sitteth on eggs, and hatcheth them not; so he that getteth riches, and not by right, shall leave them in the midst of his days, and at his end shall be a fool. بنابراین خداوند چنین می‌گوید: در میان امت‌ها سوال کنید کیست که مثل این چیزها راشنیده باشد؟ دوشیزه اسرائیل کار بسیار زشت کرده است. bible_en_fa A glorious high throne from the beginning is the place of our sanctuary. آیا برف لبنان از صخره صحرا بازایستد یا آبهای سرد که از جای دور جاری می‌شود خشک گردد؟ bible_en_fa O LORD, the hope of Israel, all that forsake thee shall be ashamed, and they that depart from me shall be written in the earth, because they have forsaken the LORD, the fountain of living waters. زیرا که قوم من مرافراموش کرده برای اباطیل بخور می‌سوزانند وآنها ایشان را از راههای ایشان یعنی از طریق های قدیم می‌لغزانند تا در کوره راهها به راههایی که ساخته نشده است راه بروند. bible_en_fa Heal me, O LORD, and I shall be healed; save me, and I shall be saved: for thou art my praise. تا زمین خود رامایه حیرت و سخریه ابدی بگردانند به حدی که هر‌که از آن گذر کند متحیر شده، سر خود راخواهد جنبانید. bible_en_fa Behold, they say unto me, Where is the word of the LORD? let it come now. من مثل باد شرقی ایشان را ازحضور دشمنان پراکنده خواهم ساخت و در روزمصیبت ایشان پشت را به ایشان نشان خواهم دادو نه رو را.» bible_en_fa As for me, I have not hastened from being a pastor to follow thee: neither have I desired the woeful day; thou knowest: that which came out of my lips was right before thee. آنگاه گفتند: «بیایید تا به ضد ارمیا تدبیرهانماییم زیرا که شریعت از کاهنان و مشورت ازحکیمان و کلام از انبیا ضایع نخواهد شد پس بیایید تا او را به زبان خود بزنیم و هیچ سخنش راگوش ندهیم.» bible_en_fa Be not a terror unto me: thou art my hope in the day of evil. ‌ای خداوند مرا گوش بده و آواز دشمنان مرا بشنو! bible_en_fa Let them be confounded that persecute me, but let not me be confounded: let them be dismayed, but let not me be dismayed: bring upon them the day of evil, and destroy them with double destruction. آیا بدی به عوض نیکویی ادا خواهدشد زیرا که حفره‌ای برای جان من کنده‌اند. بیادآور که چگونه به حضور تو ایستاده بودم تا درباره ایشان سخن نیکو گفته، حدت خشم تو را ازایشان بگردانم. bible_en_fa Thus said the LORD unto me; Go and stand in the gate of the children of the people, whereby the kings of Judah come in, and by the which they go out, and in all the gates of Jerusalem; پس پسران ایشان را به قحطبسپار و ایشان را به دم شمشیر تسلیم نما و زنان ایشان، بی‌اولاد و بیوه گردند و مردان ایشان به سختی کشته شوند و جوانان ایشان، در جنگ به شمشیر مقتول گردند. bible_en_fa And say unto them, Hear ye the word of the LORD, ye kings of Judah, and all Judah, and all the inhabitants of Jerusalem, that enter in by these gates: و چون فوجی بر ایشان ناگهان بیاوری نعره‌ای از خانه های ایشان شنیده شود زیرا به جهت گرفتار کردنم حفره‌ای کنده اندو دامها برای پایهایم پنهان نموده.اما تو‌ای خداوند تمامی مشورتهایی را که ایشان به قصد جان من نموده‌اند می‌دانی. پس عصیان ایشان رامیامرز و گناه ایشان را از نظر خویش محو مسازبلکه ایشان به حضور تو لغزانیده شوند و در حین غضب خویش، با ایشان عمل نما. bible_en_fa Thus saith the LORD; Take heed to yourselves, and bear no burden on the sabbath day, nor bring it in by the gates of Jerusalem; اما تو‌ای خداوند تمامی مشورتهایی را که ایشان به قصد جان من نموده‌اند می‌دانی. پس عصیان ایشان رامیامرز و گناه ایشان را از نظر خویش محو مسازبلکه ایشان به حضور تو لغزانیده شوند و در حین غضب خویش، با ایشان عمل نما. bible_en_fa Neither carry forth a burden out of your houses on the sabbath day, neither do ye any work, but hallow ye the sabbath day, as I commanded your fathers. خداوند چنین گفت: «برو و کوزه سفالین از کوزه‌گر بخر و بعضی از مشایخ قوم ومشایخ کهنه را همراه خود بردار. bible_en_fa But they obeyed not, neither inclined their ear, but made their neck stiff, that they might not hear, nor receive instruction. و به وادی ابن هنوم که نزد دهنه دروازه کوزه‌گران است بیرون رفته، سخنانی را که به تو خواهم گفت در آنجا نداکن. bible_en_fa And it shall come to pass, if ye diligently hearken unto me, saith the LORD, to bring in no burden through the gates of this city on the sabbath day, but hallow the sabbath day, to do no work therein; و بگو: ای پادشاهان یهودا و سکنه اورشلیم کلام خداوند را بشنوید! یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: اینک بر این مکان چنان بلایی خواهم آورد که گوش هر کس که آن رابشنود صدا خواهد کرد. bible_en_fa Then shall there enter into the gates of this city kings and princes sitting upon the throne of David, riding in chariots and on horses, they, and their princes, the men of Judah, and the inhabitants of Jerusalem: and this city shall remain for ever. زانرو که مرا ترک کردندو این مکان را خوار شمردند و بخور در آن برای خدایان غیر که نه خود ایشان و نه پدران ایشان ونه پادشاهان یهودا آنها را شناخته بودندسوزانیدند و این مکان را از خون بی‌گناهان مملوساختند. bible_en_fa And they shall come from the cities of Judah, and from the places about Jerusalem, and from the land of Benjamin, and from the plain, and from the mountains, and from the south, bringing burnt offerings, and sacrifices, and meat offerings, and incense, and bringing sacrifices of praise, unto the house of the LORD. و مکان های بلند برای بعل بنا کردند تاپسران خود را به‌جای قربانی های سوختنی برای بعل بسوزانند که من آن را امر نفرموده و نگفته ودر دلم نگذشته بود. bible_en_fa But if ye will not hearken unto me to hallow the sabbath day, and not to bear a burden, even entering in at the gates of Jerusalem on the sabbath day; then will I kindle a fire in the gates thereof, and it shall devour the palaces of Jerusalem, and it shall not be quenched. بنابراین خداوند می‌گوید: اینک ایامی می‌آید که این مکان به توفت یا به وادی ابن هنوم دیگر نامیده نخواهد شد بلکه به وادی قتل. bible_en_fa The word which came to Jeremiah from the LORD, saying, و مشورت یهودا و اورشلیم را در این مکان باطل خواهم گردانید و ایشان را از حضوردشمنان ایشان و به‌دست آنانی که قصد جان ایشان دارند خواهم‌انداخت و لاشهای ایشان راخوراک مرغان هوا و حیوانات زمین خواهم ساخت. bible_en_fa Arise, and go down to the potter's house, and there I will cause thee to hear my words. و این شهر را مایه حیرت و سخریه خواهم گردانید به حدی که هر‌که از آن عبور کندمتحیر شده، به‌سبب جمیع بلایایش سخریه خواهد نمود. bible_en_fa Then I went down to the potter's house, and, behold, he wrought a work on the wheels. و گوشت پسران ایشان و گوشت دختران ایشان را به ایشان خواهم خورانید و درمحاصره و تنگی که دشمنان ایشان و جویندگان جان ایشان بر ایشان خواهند‌آورد، هر کس گوشت همسایه خود را خواهد خورد. bible_en_fa And the vessel that he made of clay was marred in the hand of the potter: so he made it again another vessel, as seemed good to the potter to make it. آنگاه کوزه را به نظر آنانی که همراه تو می‌روند بشکن. bible_en_fa Then the word of the LORD came to me, saying, و ایشان را بگو: یهوه صبایوت چنین می‌گوید: به نوعی که کسی کوزه کوزه‌گر را می‌شکند و آن رادیگر اصلاح نتوان کرد همچنان این قوم و این شهر را خواهم شکست و ایشان را در توفت دفن خواهند کرد تا جایی برای دفن کردن باقی نماند. bible_en_fa O house of Israel, cannot I do with you as this potter? saith the LORD. Behold, as the clay is in the potter's hand, so are ye in mine hand, O house of Israel. خداوند می‌گوید: به این مکان و به ساکنانش چنین عمل خواهم نمود و این شهر را مثل توفت خواهم ساخت. bible_en_fa At what instant I shall speak concerning a nation, and concerning a kingdom, to pluck up, and to pull down, and to destroy it; و خانه های اورشلیم وخانه های پادشاهان یهودا مثل مکان توفت نجس خواهد شد یعنی همه خانه هایی که بر بامهای آنهابخور برای تمامی لشکر آسمان سوزانیدند وهدایای ریختنی برای خدایان غیر ریختند.» bible_en_fa If that nation, against whom I have pronounced, turn from their evil, I will repent of the evil that I thought to do unto them. پس ارمیا از توفت که خداوند او را به جهت نبوت کردن به آنجا فرستاده بود باز آمد و درصحن خانه خداوند ایستاده، به تمامی قوم گفت:«یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: اینک من بر این شهر و بر همه قریه هایش، تمامی بلایا را که درباره‌اش گفته‌ام وارد خواهم آورد زیرا که گردن خود را سخت گردانیده، کلام مرا نشنیدند.» bible_en_fa And at what instant I shall speak concerning a nation, and concerning a kingdom, to build and to plant it; «یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: اینک من بر این شهر و بر همه قریه هایش، تمامی بلایا را که درباره‌اش گفته‌ام وارد خواهم آورد زیرا که گردن خود را سخت گردانیده، کلام مرا نشنیدند.» bible_en_fa If it do evil in my sight, that it obey not my voice, then I will repent of the good, wherewith I said I would benefit them. و فشحور بن امیر کاهن که ناظر اول خانه خداوند بود، ارمیا نبی را که به این امورنبوت می‌کرد شنید. bible_en_fa Now therefore go to, speak to the men of Judah, and to the inhabitants of Jerusalem, saying, Thus saith the LORD; Behold, I frame evil against you, and devise a device against you: return ye now every one from his evil way, and make your ways and your doings good. پس فشحور ارمیای نبی رازده، او را در کنده‌ای که نزد دروازه عالی بنیامین که نزد خانه خداوند بود گذاشت. bible_en_fa And they said, There is no hope: but we will walk after our own devices, and we will every one do the imagination of his evil heart. و در فردای آن روز فشحور ارمیا را از کنده بیرون آورد و ارمیاوی را گفت: «خداوند اسم تو را نه فشحور بلکه ماجور مسابیب خوانده است. bible_en_fa Therefore thus saith the LORD; Ask ye now among the heathen, who hath heard such things: the virgin of Israel hath done a very horrible thing. زیرا خداوندچنین می‌گوید: اینک من تو را مورث ترس خودت و جمیع دوستانت می‌گردانم و ایشان به شمشیر دشمنان خود خواهند افتاد و چشمانت خواهد دید و تمامی یهودا را به‌دست پادشاه بابل تسلیم خواهم کرد که او ایشان را به بابل به اسیری برده، ایشان را به شمشیر به قتل خواهد رسانید. bible_en_fa Will a man leave the snow of Lebanon which cometh from the rock of the field? or shall the cold flowing waters that come from another place be forsaken? و تمامی دولت این شهر و تمامی مشقت آن را وجمیع نفایس آن را تسلیم خواهم کرد و همه خزانه های پادشاهان یهودا را به‌دست دشمنان ایشان خواهم سپرد که ایشان را غارت کرده وگرفتار نموده، به بابل خواهند برد. bible_en_fa Because my people hath forgotten me, they have burned incense to vanity, and they have caused them to stumble in their ways from the ancient paths, to walk in paths, in a way not cast up; و تو‌ای فشحور با جمیع سکنه خانه ات به اسیری خواهیدرفت. و تو با جمیع دوستانت که نزد ایشان به دروغ نبوت کردی، به بابل داخل شده، در آنجاخواهید مرد و در آنجا دفن خواهید شد.» bible_en_fa To make their land desolate, and a perpetual hissing; every one that passeth thereby shall be astonished, and wag his head. ‌ای خداوند مرا فریفتی پس فریفته شدم. ازمن زورآورتر بودی و غالب شدی. تمامی روزمضحکه شدم و هر کس مرا استهزا می‌کند. bible_en_fa I will scatter them as with an east wind before the enemy; I will shew them the back, and not the face, in the day of their calamity. زیراهر گاه می‌خواهم تکلم نمایم ناله می‌کنم و به ظلم و غارت ندا می‌نمایم. زیرا کلام خداوند تمامی روز برای من موجب عار و استهزا گردیده است. bible_en_fa Then said they, Come, and let us devise devices against Jeremiah; for the law shall not perish from the priest, nor counsel from the wise, nor the word from the prophet. Come, and let us smite him with the tongue, and let us not give heed to any of his words. پس گفتم که او را ذکر نخواهم نمود و بار دیگر به اسم او سخن نخواهم گفت، آنگاه در دل من مثل آتش افروخته شد و در استخوانهایم بسته گردیدو از خودداری خسته شده، باز نتوانستم ایستاد. bible_en_fa Give heed to me, O LORD, and hearken to the voice of them that contend with me. زیرا که از بسیاری مذمت شنیدم و از هر جانب خوف بود و جمیع اصدقای من گفتند بر اوشکایت کنید و ما شکایت خواهیم نمود و مراقب لغزیدن من می‌باشند (و می‌گویند) که شاید اوفریفته خواهد شد تا بر وی غالب آمده، انتقام خود را از او بکشیم. bible_en_fa Shall evil be recompensed for good? for they have digged a pit for my soul. Remember that I stood before thee to speak good for them, and to turn away thy wrath from them. لیکن خداوند با من مثل جبار قاهر است از این جهت ستمکاران من خواهند لغزید و غالب نخواهند آمد و چونکه به فطانت رفتار ننمودند به رسوایی ابدی که فراموش نخواهند شد بی‌نهایت خجل خواهندگردید. bible_en_fa Therefore deliver up their children to the famine, and pour out their blood by the force of the sword; and let their wives be bereaved of their children, and be widows; and let their men be put to death; let their young men be slain by the sword in battle. اما‌ای یهوه صبایوت که عادلان رامی آزمایی و گرده‌ها و دلها را مشاهده می‌کنی، بشود که انتقام تو را از ایشان ببینم زیرا که دعوی خویش را نزد تو کشف نمودم. bible_en_fa Let a cry be heard from their houses, when thou shalt bring a troop suddenly upon them: for they have digged a pit to take me, and hid snares for my feet. برای خداوندبسرایید و خداوند را تسبیح بخوانید زیرا که جان مسکینان را از دست شریران رهایی داده است. bible_en_fa Yet, LORD, thou knowest all their counsel against me to slay me: forgive not their iniquity, neither blot out their sin from thy sight, but let them be overthrown before thee; deal thus with them in the time of thine anger. ملعون باد روزی که در آن مولود شدم ومبارک مباد روزی که مادرم مرا زایید. bible_en_fa Thus saith the LORD, Go and get a potter's earthen bottle, and take of the ancients of the people, and of the ancients of the priests; ملعون باد کسی‌که پدر مرا مژده داد و گفت که برای توولد نرینه‌ای زاییده شده است و او را بسیارشادمان گردانید. bible_en_fa And go forth unto the valley of the son of Hinnom, which is by the entry of the east gate, and proclaim there the words that I shall tell thee, و آنکس مثل شهرهایی که خداوند آنها را شفقت ننموده واژگون ساخت بشود و فریادی در صبح و نعره‌ای در وقت ظهربشنود. bible_en_fa And say, Hear ye the word of the LORD, O kings of Judah, and inhabitants of Jerusalem; Thus saith the LORD of hosts, the God of Israel; Behold, I will bring evil upon this place, the which whosoever heareth, his ears shall tingle. زیرا که مرا از رحم نکشت تا مادرم قبر من باشد و رحم او همیشه آبستن ماند.چرا ازرحم بیرون آمدم تا مشقت و غم را مشاهده نمایم و روزهایم در خجالت تلف شود؟ bible_en_fa Because they have forsaken me, and have estranged this place, and have burned incense in it unto other gods, whom neither they nor their fathers have known, nor the kings of Judah, and have filled this place with the blood of innocents; چرا ازرحم بیرون آمدم تا مشقت و غم را مشاهده نمایم و روزهایم در خجالت تلف شود؟ bible_en_fa They have built also the high places of Baal, to burn their sons with fire for burnt offerings unto Baal, which I commanded not, nor spake it, neither came it into my mind: کلامی که به ارمیا از جانب خداوند نازل شد وقتی که صدقیا پادشاه، فشحور بن ملکیا و صفنیا ابن معسیای کاهن را نزد وی فرستاده، گفت: bible_en_fa Therefore, behold, the days come, saith the LORD, that this place shall no more be called Tophet, nor The valley of the son of Hinnom, but The valley of slaughter. «برای ما از خداوند مسالت نمازیرا که نبوکدرصر پادشاه بابل با ما جنگ می‌کندشاید که خداوند موافق کارهای عجیب خود با ماعمل نماید تا او از ما برگردد.» bible_en_fa And I will make void the counsel of Judah and Jerusalem in this place; and I will cause them to fall by the sword before their enemies, and by the hands of them that seek their lives: and their carcases will I give to be meat for the fowls of the heaven, and for the beasts of the earth. و ارمیا به ایشان گفت: «به صدقیا چنین بگویید: bible_en_fa And I will make this city desolate, and an hissing; every one that passeth thereby shall be astonished and hiss because of all the plagues thereof. یهوه خدای اسرائیل چنین می‌فرماید: اینک من اسلحه جنگ را که به‌دست شماست و شما با آنها با پادشاه بابل و کلدانیانی که شما را از بیرون دیوارها محاصره نموده‌اند جنگ می‌کنید برمی گردانم و ایشان رادر اندرون این شهر جمع خواهم کرد. bible_en_fa And I will cause them to eat the flesh of their sons and the flesh of their daughters, and they shall eat every one the flesh of his friend in the siege and straitness, wherewith their enemies, and they that seek their lives, shall straiten them. و من به‌دست دراز و بازوی قوی و به غضب و حدت وخشم عظیم با شما مقاتله خواهم نمود. bible_en_fa Then shalt thou break the bottle in the sight of the men that go with thee, وساکنان این شهر را هم از انسان و هم از بهایم خواهم زد که به وبای سخت خواهند مرد. bible_en_fa And shalt say unto them, Thus saith the LORD of hosts; Even so will I break this people and this city, as one breaketh a potter's vessel, that cannot be made whole again: and they shall bury them in Tophet, till there be no place to bury. وخداوند می‌گوید که بعد از آن صدقیا پادشاه یهودا و بندگانش و این قوم یعنی آنانی را که از وباو شمشیر و قحط در این شهر باقی‌مانده باشند به‌دست نبوکدرصر پادشاه بابل و به‌دست دشمنان ایشان و به‌دست جویندگان جان ایشان تسلیم خواهم نمود تا ایشان را به دم شمشیر بکشد و اوبر ایشان رافت و شفقت و ترحم نخواهد نمود. bible_en_fa Thus will I do unto this place, saith the LORD, and to the inhabitants thereof, and even make this city as Tophet: و به این قوم بگو که خداوند چنین می‌فرماید: اینک من طریق حیات و طریق موت را پیش شمامی گذارم؛ bible_en_fa And the houses of Jerusalem, and the houses of the kings of Judah, shall be defiled as the place of Tophet, because of all the houses upon whose roofs they have burned incense unto all the host of heaven, and have poured out drink offerings unto other gods. هرکه در این شهر بماند از شمشیر وقحط و وبا خواهد مرد، اما هر‌که بیرون رود و به‌دست کلدانیانی که شما را محاصره نموده اندبیفتد، زنده خواهد ماند و جانش برای او غنیمت خواهد شد. bible_en_fa Then came Jeremiah from Tophet, whither the LORD had sent him to prophesy; and he stood in the court of the LORD's house; and said to all the people, زیرا خداوند می‌گوید: من روی خود را بر این شهر به بدی و نه به نیکویی برگردانیدم و به‌دست پادشاه بابل تسلیم شده، آن را به آتش خواهد سوزانید. bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts, the God of Israel; Behold, I will bring upon this city and upon all her towns all the evil that I have pronounced against it, because they have hardened their necks, that they might not hear my words. «و درباره خاندان پادشاه یهودا بگو کلام خداوند را بشنوید: bible_en_fa Now Pashur the son of Immer the priest, who was also chief governor in the house of the LORD, heard that Jeremiah prophesied these things. ‌ای خاندان داود خداوندچنین می‌فرماید: بامدادان به انصاف داوری نمایید و مغصوبان را از دست ظالمان برهانیدمبادا حدت خشم من به‌سبب بدی اعمال شمامثل آتش صادر گردد و مشتعل شده، خاموش کننده‌ای نباشد. bible_en_fa Then Pashur smote Jeremiah the prophet, and put him in the stocks that were in the high gate of Benjamin, which was by the house of the LORD. خداوند می‌گوید: ای ساکنه وادی و‌ای صخره هامون که می‌گوییدکیست که به ضد ما فرود آید و کیست که به مسکنهای ما داخل شود اینک من به ضد توهستم.و خداوند می‌گوید بر‌حسب ثمره اعمال شما به شما عقوبت خواهم رسانید وآتشی در جنگل این (شهر) خواهم افروخت که تمامی حوالی آن را خواهد سوزانید.» bible_en_fa And it came to pass on the morrow, that Pashur brought forth Jeremiah out of the stocks. Then said Jeremiah unto him, The LORD hath not called thy name Pashur, but Magor-missabib. و خداوند می‌گوید بر‌حسب ثمره اعمال شما به شما عقوبت خواهم رسانید وآتشی در جنگل این (شهر) خواهم افروخت که تمامی حوالی آن را خواهد سوزانید.» bible_en_fa For thus saith the LORD, Behold, I will make thee a terror to thyself, and to all thy friends: and they shall fall by the sword of their enemies, and thine eyes shall behold it: and I will give all Judah into the hand of the king of Babylon, and he shall carry them captive into Babylon, and shall slay them with the sword. خداوند چنین گفت: «به خانه پادشاه یهودا فرود آی و در آنجا به این کلام متکلم شو bible_en_fa Moreover I will deliver all the strength of this city, and all the labours thereof, and all the precious things thereof, and all the treasures of the kings of Judah will I give into the hand of their enemies, which shall spoil them, and take them, and carry them to Babylon. و بگو: ای پادشاه یهودا که بر کرسی داود نشسته‌ای، تو و بندگانت و قومت که به این دروازه‌ها داخل می‌شوید کلام خداوند را بشنوید: bible_en_fa And thou, Pashur, and all that dwell in thine house shall go into captivity: and thou shalt come to Babylon, and there thou shalt die, and shalt be buried there, thou, and all thy friends, to whom thou hast prophesied lies. خداوند چنین می‌گوید: انصاف وعدالت را اجرا دارید و مغصوبان را از دست ظالمان برهانید و بر غربا و یتیمان و بیوه‌زنان ستم و جور منمایید و خون بی‌گناهان را در این مکان مریزید. bible_en_fa O LORD, thou hast deceived me, and I was deceived: thou art stronger than I, and hast prevailed: I am in derision daily, every one mocketh me. زیرا اگر این کار را بجا آورید هماناپادشاهانی که بر کرسی داود بنشینند، ازدروازه های این خانه داخل خواهند شد و هر یک با بندگان و قوم خود بر ارابه‌ها و اسبان سوارخواهند گردید. bible_en_fa For since I spake, I cried out, I cried violence and spoil; because the word of the LORD was made a reproach unto me, and a derision, daily. اما اگر این سخنان را نشنویدخداوند می‌گوید که به ذات خود قسم خوردم که این خانه خراب خواهد شد. bible_en_fa Then I said, I will not make mention of him, nor speak any more in his name. But his word was in mine heart as a burning fire shut up in my bones, and I was weary with forbearing, and I could not stay. زیرا خداونددرباره خاندان پادشاه یهودا چنین می‌گوید: اگرچه تو نزد من جلعاد و قله لبنان می‌باشی لیکن من تو را به بیابان و شهرهای غیرمسکون مبدل خواهم ساخت. bible_en_fa For I heard the defaming of many, fear on every side. Report, say they, and we will report it. All my familiars watched for my halting, saying, Peradventure he will be enticed, and we shall prevail against him, and we shall take our revenge on him. و بر تو خراب کنندگان که هریک با آلاتش باشد معین می‌کنم و ایشان بهترین سروهای آزاد تو را قطع نموده، به آتش خواهندافکند. bible_en_fa But the LORD is with me as a mighty terrible one: therefore my persecutors shall stumble, and they shall not prevail: they shall be greatly ashamed; for they shall not prosper: their everlasting confusion shall never be forgotten. و امت های بسیار چون از این شهر عبورنمایند به یکدیگر خواهند گفت که خداوند به این شهر عظیم چرا چنین کرده است. bible_en_fa But, O LORD of hosts, that triest the righteous, and seest the reins and the heart, let me see thy vengeance on them: for unto thee have I opened my cause. و جواب خواهند داد از این سبب که عهد یهوه خدای خودرا ترک کردند و خدایان غیر را سجده و عبادت نمودند. bible_en_fa Sing unto the LORD, praise ye the LORD: for he hath delivered the soul of the poor from the hand of evildoers. «برای مرده گریه منمایید و برای او ماتم مگیرید. زارزار بگریید برای او که می‌رود زیرا که دیگر مراجعت نخواهد کرد و زمین مولد خویش را نخواهد دید. bible_en_fa Cursed be the day wherein I was born: let not the day wherein my mother bare me be blessed. زیرا خداوند درباره شلوم بن یوشیا پادشاه یهودا که بجای پدر خود یوشیاپادشاه شده و از این مکان بیرون رفته است چنین می گوید که دیگر به اینجا برنخواهد گشت. bible_en_fa Cursed be the man who brought tidings to my father, saying, A man child is born unto thee; making him very glad. بلکه در مکانی که او را به اسیری برده اندخواهد مرد و این زمین را باز نخواهد دید. bible_en_fa And let that man be as the cities which the LORD overthrew, and repented not: and let him hear the cry in the morning, and the shouting at noontide; «وای بر آن کسی‌که خانه خود را به بی‌انصافی و کوشکهای خویش را به ناحق بنامی کند که از همسایه خود مجان خدمت می‌گیردو مزدش را به او نمی دهد. bible_en_fa Because he slew me not from the womb; or that my mother might have been my grave, and her womb to be always great with me. که می‌گوید خانه وسیع و اطاقهای مروح برای خود بنا می‌کنم وپنجره‌ها برای خویشتن می‌شکافد و (سقف ) آن را از سرو آزاد می‌پوشاند و با شنجرف رنگ می‌کند. bible_en_fa Wherefore came I forth out of the womb to see labour and sorrow, that my days should be consumed with shame? آیا از این جهت که با سروهای آزادمکارمت می‌نمایی، سلطنت خواهی کرد؟ آیاپدرت اکل وشرب نمی نمود و انصاف و عدالت رابجا نمی آورد، آنگاه برایش سعادتمندی می‌بود؟ bible_en_fa The word which came unto Jeremiah from the LORD, when king Zedekiah sent unto him Pashur the son of Melchiah, and Zephaniah the son of Maaseiah the priest, saying, فقیر و مسکین را دادرسی می‌نمود، آنگاه سعادتمندی می‌شد. مگر شناختن من این نیست؟ خداوند می‌گوید: bible_en_fa Inquire, I pray thee, of the LORD for us; for Nebuchadrezzar king of Babylon maketh war against us; if so be that the LORD will deal with us according to all his wondrous works, that he may go up from us. اما چشمان و دل تو نیست جز برای حرص خودت و برای ریختن خون بی‌گناهان و برای ظلم و ستم تا آنها را بجا آوری. bible_en_fa Then said Jeremiah unto them, Thus shall ye say to Zedekiah: بنابراین خداوند درباره یهویاقیم بن یوشیاپادشاه یهودا چنین می‌گوید: که برایش ماتم نخواهند گرفت و نخواهند گفت: آه‌ای برادر من یا آه‌ای خواهر و نوحه نخواهند کرد و نخواهندگفت: آه‌ای آقا یا آه‌ای جلال وی. bible_en_fa Thus saith the LORD God of Israel; Behold, I will turn back the weapons of war that are in your hands, wherewith ye fight against the king of Babylon, and against the Chaldeans, which besiege you without the walls, and I will assemble them into the midst of this city. کشیده شده و بیرون از دروازه های اورشلیم بجای دورانداخته شده به دفن الاغ مدفون خواهد گردید. bible_en_fa And I myself will fight against you with an outstretched hand and with a strong arm, even in anger, and in fury, and in great wrath. «به فراز لبنان برآمده، فریاد برآور و آوازخود را در باشان بلندکن. و از عباریم فریاد کن زیرا که جمیع دوستانت تلف شده‌اند. bible_en_fa And I will smite the inhabitants of this city, both man and beast: they shall die of a great pestilence. در حین سعادتمندی تو به تو سخن گفتم، اما گفتی گوش نخواهم گرفت. همین از طفولیتت عادت تو بوده است که به آواز من گوش ندهی. bible_en_fa And afterward, saith the LORD, I will deliver Zedekiah king of Judah, and his servants, and the people, and such as are left in this city from the pestilence, from the sword, and from the famine, into the hand of Nebuchadrezzar king of Babylon, and into the hand of their enemies, and into the hand of those that seek their life: and he shall smite them with the edge of the sword; he shall not spare them, neither have pity, nor have mercy. باد تمامی شبانانت را خواهد چرانید و دوستانت به اسیری خواهند رفت. پس در آن وقت به‌سبب تمامی شرارتت خجل و رسوا خواهی شد. bible_en_fa And unto this people thou shalt say, Thus saith the LORD; Behold, I set before you the way of life, and the way of death. ‌ای که درلبنان ساکن هستی و آشیانه خویش را درسروهای آزاد می‌سازی! هنگامی که المها و دردمثل زنی که می‌زاید تو را فرو‌گیرد چه قدر بر توافسوس خواهند کرد؟ bible_en_fa He that abideth in this city shall die by the sword, and by the famine, and by the pestilence: but he that goeth out, and falleth to the Chaldeans that besiege you, he shall live, and his life shall be unto him for a prey. یهوه می‌گوید: به حیات من قسم که اگر‌چه کنیاهو ابن یهویاقیم پادشاه یهودا خاتم بر دست راست من می‌بود هرآینه تو را از آنجا می‌کندم. bible_en_fa For I have set my face against this city for evil, and not for good, saith the LORD: it shall be given into the hand of the king of Babylon, and he shall burn it with fire. و تو را به‌دست آنانی که قصد جان تو دارند و به‌دست آنانی که ازایشان ترسانی و به‌دست نبوکدرصر پادشاه بابل وبه‌دست کلدانیان تسلیم خواهم نمود. bible_en_fa And touching the house of the king of Judah, say, Hear ye the word of the LORD; و تو ومادر تو را که تو را زایید، به زمین غریبی که در آن تولد نیافتید خواهم‌انداخت که در آنجا خواهیدمرد. bible_en_fa O house of David, thus saith the LORD; Execute judgment in the morning, and deliver him that is spoiled out of the hand of the oppressor, lest my fury go out like fire, and burn that none can quench it, because of the evil of your doings. اما به زمینی که ایشان بسیار آرزو دارند که به آن برگردند مراجعت نخواهند نمود.» bible_en_fa Behold, I am against thee, O inhabitant of the valley, and rock of the plain, saith the LORD; which say, Who shall come down against us? or who shall enter into our habitations? آیا این مرد کنیاهو ظرفی خوار شکسته می‌باشد و یا ظرفی ناپسندیده است؟ چرا او بااولادش به زمینی که آن را نمی شناسند انداخته وافکنده شده‌اند؟ bible_en_fa But I will punish you according to the fruit of your doings, saith the LORD: and I will kindle a fire in the forest thereof, and it shall devour all things round about it. ‌ای زمین‌ای زمین‌ای زمین، کلام خداوند رابشنو!خداوند چنین می‌فرماید: «این شخص را بی‌اولاد و کسی‌که در روزگار خود کامیاب نخواهد شد بنویس، زیرا که هیچکس از ذریت وی کامیاب نخواهد شد و بر کرسی داود نخواهدنشست، و بار دیگر در یهودا سلطنت نخواهد نمود.» bible_en_fa Thus saith the LORD; Go down to the house of the king of Judah, and speak there this word, خداوند چنین می‌فرماید: «این شخص را بی‌اولاد و کسی‌که در روزگار خود کامیاب نخواهد شد بنویس، زیرا که هیچکس از ذریت وی کامیاب نخواهد شد و بر کرسی داود نخواهدنشست، و بار دیگر در یهودا سلطنت نخواهد نمود.» bible_en_fa And say, Hear the word of the LORD, O king of Judah, that sittest upon the throne of David, thou, and thy servants, and thy people that enter in by these gates: خداوند می‌گوید: «وای بر شبانانی که گله مرتع مرا هلاک و پراکنده می‌سازند.» bible_en_fa Thus saith the LORD; Execute ye judgment and righteousness, and deliver the spoiled out of the hand of the oppressor: and do no wrong, do no violence to the stranger, the fatherless, nor the widow, neither shed innocent blood in this place. بنابراین، یهوه خدای اسرائیل درباره شبانانی که قوم مرا می‌چرانند چنین می‌گوید: «شما گله مرا پراکنده ساخته و رانده ایدو به آنها توجه ننموده‌اید. پس خداوند می‌گویداینک من عقوبت بدی اعمال شما را بر شماخواهم رسانید. bible_en_fa For if ye do this thing indeed, then shall there enter in by the gates of this house kings sitting upon the throne of David, riding in chariots and on horses, he, and his servants, and his people. و من بقیه گله خویش را از همه زمینهایی که ایشان را به آنها رانده‌ام جمع خواهم کرد و ایشان را به آغلهای ایشان باز خواهم آوردکه بارور و بسیار خواهند شد. bible_en_fa But if ye will not hear these words, I swear by myself, saith the LORD, that this house shall become a desolation. وبرای ایشان شبانانی که ایشان را بچرانند برپا خواهم نمود که بار دیگر ترسان و مشوش نخواهند شد و مفقودنخواهند گردید.» قول خداوند این است. bible_en_fa For thus saith the LORD unto the king's house of Judah; Thou art Gilead unto me, and the head of Lebanon: yet surely I will make thee a wilderness, and cities which are not inhabited. خداوند می‌گوید: «اینک ایامی می‌آید که شاخه‌ای عادل برای داود برپا می‌کنم و پادشاهی سلطنت نموده، به فطانت رفتار خواهد کرد وانصاف و عدالت را در زمین مجرا خواهد داشت. bible_en_fa And I will prepare destroyers against thee, every one with his weapons: and they shall cut down thy choice cedars, and cast them into the fire. در ایام وی یهودا نجات خواهد یافت و اسرائیل با امنیت ساکن خواهد شد و اسمی که به آن نامیده می‌شود این است: یهوه صدقینو (یهوه عدالت ما). bible_en_fa And many nations shall pass by this city, and they shall say every man to his neighbour, Wherefore hath the LORD done thus unto this great city? بنابراین خداوند می‌گوید: اینک ایامی می‌آید که دیگر نخواهند گفت قسم به حیات یهوه که بنی‌اسرائیل را از زمین مصر برآورد. bible_en_fa Then they shall answer, Because they have forsaken the covenant of the LORD their God, and worshipped other gods, and served them. بلکه قسم به حیات یهوه که ذریت خاندان اسرائیل را از زمین شمال و از همه زمینهایی که ایشان را به آنها رانده بودم بیرون آورده، رهبری نموده است و در زمین خود ساکن خواهند شد.» bible_en_fa Weep ye not for the dead, neither bemoan him: but weep sore for him that goeth away: for he shall return no more, nor see his native country. به‌سبب انبیا دل من در اندرونم شکسته وهمه استخوانهایم مسترخی شده است، مثل شخص مست و مانند مرد مغلوب شراب ازجهت خداوند و از جهت کلام مقدس اوگردیده‌ام. bible_en_fa For thus saith the LORD touching Shallum the son of Josiah king of Judah, which reigned instead of Josiah his father, which went forth out of this place; He shall not return thither any more: زیرا که زمین پر از زناکاران است و به‌سبب لعنت زمین ماتم می‌کند و مرتع های بیابان خشک شده است زیرا که طریق ایشان بد وتوانایی ایشان باطل است. bible_en_fa But he shall die in the place whither they have led him captive, and shall see this land no more. چونکه هم انبیا و هم کاهنان منافق‌اند و خداوند می‌گوید: شرارت ایشان را هم در خانه خود یافته‌ام. bible_en_fa Woe unto him that buildeth his house by unrighteousness, and his chambers by wrong; that useth his neighbour's service without wages, and giveth him not for his work; بنابراین طریق ایشان مثل جایهای لغزنده در تاریکی غلیظ برای ایشان خواهد بود که ایشان رانده شده در آن خواهند افتاد. زیرا خداوند می‌گوید که «درسال عقوبت ایشان بلا بر ایشان عارض خواهم گردانید. bible_en_fa That saith, I will build me a wide house and large chambers, and cutteth him out windows; and it is cieled with cedar, and painted with vermilion. و در انبیای سامره حماقتی دیده‌ام که برای بعل نبوت کرده، قوم من اسرائیل را گمراه گردانیده‌اند. bible_en_fa Shalt thou reign, because thou closest thyself in cedar? did not thy father eat and drink, and do judgment and justice, and then it was well with him? و در انبیای اورشلیم نیز چیزهولناک دیدم. مرتکب زنا شده، به دروغ سلوک می‌نمایند و دستهای شریران را تقویت می‌دهندمبادا هر یک از ایشان از شرارت خویش بازگشت نماید. و جمیع ایشان برای من مثل سدوم وساکنان آن مانند عموره گردیده‌اند.» bible_en_fa He judged the cause of the poor and needy; then it was well with him: was not this to know me? saith the LORD. بنابراین یهوه صبایوت درباره آن انبیا چنین می‌گوید: «اینک من به ایشان افسنتین خواهم خورانید و آب تلخ به ایشان خواهم نوشانید زیراکه از انبیای اورشلیم نفاق در تمامی زمین منتشرشده است.» bible_en_fa But thine eyes and thine heart are not but for thy covetousness, and for to shed innocent blood, and for oppression, and for violence, to do it. یهوه صبایوت چنین می‌گوید: «به سخنان این انبیایی که برای شما نبوت می‌کنندگوش مدهید زیرا شما را به بطالت تعلیم می‌دهندو رویای دل خود را بیان می‌کنند و نه از دهان خداوند. bible_en_fa Therefore thus saith the LORD concerning Jehoiakim the son of Josiah king of Judah; They shall not lament for him, saying, Ah my brother! or, Ah sister! they shall not lament for him, saying, Ah lord! or, Ah his glory! و به آنانی که مرا حقیر می‌شمارندپیوسته می‌گویند: خداوند می‌فرماید که برای شما سلامتی خواهد بود و به آنانی که به‌سرکشی دل خود سلوک می‌نمایند می‌گویند که بلا به شمانخواهد رسید. bible_en_fa He shall be buried with the burial of an ass, drawn and cast forth beyond the gates of Jerusalem. زیرا کیست که به مشورت خداوند واقف شده باشد تا ببیند و کلام او رابشنود و کیست که به کلام او گوش فرا داشته، استماع نموده باشد. bible_en_fa Go up to Lebanon, and cry; and lift up thy voice in Bashan, and cry from the passages: for all thy lovers are destroyed. اینک باد شدید غضب خداوند صادر شده و گردبادی دور می‌زند و برسر شریران فرود خواهد آمد. bible_en_fa I spake unto thee in thy prosperity; but thou saidst, I will not hear. This hath been thy manner from thy youth, that thou obeyedst not my voice. غضب خداوندتا مقاصد دل او را بجا نیاورد و به انجام نرساندبرنخواهد گشت. در ایام آخر این را نیکو خواهیدفهمید. bible_en_fa The wind shall eat up all thy pastors, and thy lovers shall go into captivity: surely then shalt thou be ashamed and confounded for all thy wickedness. من این انبیا را نفرستادم لیکن دویدند. به ایشان سخن نگفتم اما ایشان نبوت نمودند. bible_en_fa O inhabitant of Lebanon, that makest thy nest in the cedars, how gracious shalt thou be when pangs come upon thee, the pain as of a woman in travail! امااگر در مشورت من قایم می‌ماندند، کلام مرا به قوم من بیان می‌کردند و ایشان را از راه بد و از اعمال شریر ایشان برمی گردانیدند. bible_en_fa As I live, saith the LORD, though Coniah the son of Jehoiakim king of Judah were the signet upon my right hand, yet would I pluck thee thence; یهوه می‌گوید: آیا من خدای نزدیک هستم و خدای دور نی؟ bible_en_fa And I will give thee into the hand of them that seek thy life, and into the hand of them whose face thou fearest, even into the hand of Nebuchadrezzar king of Babylon, and into the hand of the Chaldeans. و خداوند می‌گوید: آیا کسی خویشتن را درجای مخفی پنهان تواند نمود که من او را نبینم مگر من آسمان و زمین را مملو نمی سازم؟ کلام خداوند این است. bible_en_fa And I will cast thee out, and thy mother that bare thee, into another country, where ye were not born; and there shall ye die. سخنان انبیا را که به اسم من کاذبانه نبوت کردند شنیدم که گفتند خواب دیدم خواب دیدم. bible_en_fa But to the land whereunto they desire to return, thither shall they not return. این تا به کی در دل انبیایی که کاذبانه نبوت می‌کنند خواهد بود که انبیای فریب دل خودشان می‌باشند، bible_en_fa Is this man Coniah a despised broken idol? is he a vessel wherein is no pleasure? wherefore are they cast out, he and his seed, and are cast into a land which they know not? که به خوابهای خویش که هر کدام از ایشان به همسایه خود باز می‌گویند خیال دارند که اسم مرا از یاد قوم من ببرند، چنانکه پدران ایشان اسم مرا برای بعل فراموش کردند. bible_en_fa O earth, earth, earth, hear the word of the LORD. آن نبی‌ای که خواب دیده است خواب را بیان کند و آن که کلام مرا دارد کلام مرا براستی بیان نماید. خداوند می‌گوید کاه را با گندم چه‌کاراست؟» bible_en_fa Thus saith the LORD, Write ye this man childless, a man that shall not prosper in his days: for no man of his seed shall prosper, sitting upon the throne of David, and ruling any more in Judah. و خداوند می‌گوید: «آیا کلام من مثل آتش نیست و مانند چکشی که صخره را خردمی کند؟» bible_en_fa Woe be unto the pastors that destroy and scatter the sheep of my pasture! saith the LORD. لهذا خداوند می‌گوید: «اینک من به ضد این انبیایی که کلام مرا از بکدیگر می‌دزدندهستم.» bible_en_fa Therefore thus saith the LORD God of Israel against the pastors that feed my people; Ye have scattered my flock, and driven them away, and have not visited them: behold, I will visit upon you the evil of your doings, saith the LORD. و خداوند می‌گوید: «اینک من به ضداین انبیا هستم که زبان خویش را بکار برده، می‌گویند: او گفته است.» bible_en_fa And I will gather the remnant of my flock out of all countries whither I have driven them, and will bring them again to their folds; and they shall be fruitful and increase. و خداوند می‌گوید: «اینک من به ضد اینان هستم که به خوابهای دروغ نبوت می‌کنند و آنها را بیان کرده، قوم مرا به دروغها و خیالهای خود گمراه می‌نمایند. و من ایشان را نفرستادم و مامور نکردم پس خداوندمی گوید که به این قوم هیچ نفع نخواهند رسانید. bible_en_fa And I will set up shepherds over them which shall feed them: and they shall fear no more, nor be dismayed, neither shall they be lacking, saith the LORD. و چون این قوم یا نبی یا کاهنی از تو سوال نموده، گویند که وحی خداوند چیست؟ پس به ایشان بگو: کدام وحی؟ قول خداوند این است که شما را ترک خواهم نمود. bible_en_fa Behold, the days come, saith the LORD, that I will raise unto David a righteous Branch, and a King shall reign and prosper, and shall execute judgment and justice in the earth. و آن نبی یا کاهن یاقومی که گویند وحی یهوه، همانا بر آن مرد و برخانه‌اش عقوبت خواهم رسانید. bible_en_fa In his days Judah shall be saved, and Israel shall dwell safely: and this is his name whereby he shall be called, THE LORD OUR RIGHTEOUSNESS. و هر کدام ازشما به همسایه خویش و هر کدام به برادر خودچنین گویید که خداوند چه جواب داده است وخداوند چه گفته است؟ bible_en_fa Therefore, behold, the days come, saith the LORD, that they shall no more say, The LORD liveth, which brought up the children of Israel out of the land of Egypt; لیکن وحی یهوه رادیگر ذکر منمایید زیرا کلام هر کس وحی اوخواهد بود چونکه کلام خدای حی یعنی یهوه صبایوت خدای ما را منحرف ساخته‌اید. bible_en_fa But, The LORD liveth, which brought up and which led the seed of the house of Israel out of the north country, and from all countries whither I had driven them; and they shall dwell in their own land. و به نبی چنین بگو که خداوند به تو چه جواب داده وخداوند به تو چه گفته است؟ bible_en_fa Mine heart within me is broken because of the prophets; all my bones shake; I am like a drunken man, and like a man whom wine hath overcome, because of the LORD, and because of the words of his holiness. و اگر می‌گویید: وحی یهوه، پس یهوه چنین می‌فرماید چونکه این سخن یعنی وحی یهوه را گفتید با آنکه نزد شمافرستاده، فرمودم که وحی یهوه را مگویید، bible_en_fa For the land is full of adulterers; for because of swearing the land mourneth; the pleasant places of the wilderness are dried up, and their course is evil, and their force is not right. لهذا اینک من شما را بالکل فراموش خواهم کرد و شما را با آن شهری که به شما و به پدران داده بودم از حضور خود دور خواهم‌انداخت.و عار ابدی و رسوایی جاودانی را که فراموش نخواهد شد بر شما عارض خواهم گردانید.» bible_en_fa For both prophet and priest are profane; yea, in my house have I found their wickedness, saith the LORD. و عار ابدی و رسوایی جاودانی را که فراموش نخواهد شد بر شما عارض خواهم گردانید.» bible_en_fa Wherefore their way shall be unto them as slippery ways in the darkness: they shall be driven on, and fall therein: for I will bring evil upon them, even the year of their visitation, saith the LORD. و بعد از آنکه نبوکدرصر پادشاه بابل یکنیا ابن یهویاقیم پادشاه یهودا را باروسای یهودا و صنعتگران و آهنگران ازاورشلیم اسیر نموده، به بابل برد، خداوند دو سبدانجیر را که پیش هیکل خداوند گذاشته شده بودبه من نشان داد bible_en_fa And I have seen folly in the prophets of Samaria; they prophesied in Baal, and caused my people Israel to err. که در سبد اول، انجیر بسیار نیکومثل انجیر نوبر بود و در سبد دیگر انجیر بسیار بدبود که چنان زشت بود که نمی شود خورد. bible_en_fa I have seen also in the prophets of Jerusalem an horrible thing: they commit adultery, and walk in lies: they strengthen also the hands of evildoers, that none doth return from his wickedness: they are all of them unto me as Sodom, and the inhabitants thereof as Gomorrah. وخداوند مرا گفت: «ای ارمیا چه می‌بینی؟» گفتم: «انجیر. اما انجیرهای نیکو، بسیار نیکو است وانجیرهای بد بسیار بد است که از بدی آن رانمی توان خورد.» bible_en_fa Therefore thus saith the LORD of hosts concerning the prophets; Behold, I will feed them with wormwood, and make them drink the water of gall: for from the prophets of Jerusalem is profaneness gone forth into all the land. و کلام خداوند به من نازل شده، گفت: bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts, Hearken not unto the words of the prophets that prophesy unto you: they make you vain: they speak a vision of their own heart, and not out of the mouth of the LORD. «یهوه خدای اسرائیل چنین می‌گوید: مثل این انجیرهای خوب همچنان اسیران یهودا را که ایشان را از اینجا به زمین کلدانیان برای نیکویی فرستادم منظور خواهم داشت. bible_en_fa They say still unto them that despise me, The LORD hath said, Ye shall have peace; and they say unto every one that walketh after the imagination of his own heart, No evil shall come upon you. و چشمان خودرا بر ایشان به نیکویی خواهم‌انداخت و ایشان را به این زمین باز خواهم آورد و ایشان را بنا کرده، منهدم نخواهم ساخت و غرس نموده، ریشه ایشان را نخواهم کند. bible_en_fa For who hath stood in the counsel of the LORD, and hath perceived and heard his word? who hath marked his word, and heard it? و دلی به ایشان خواهم بخشید تا مرا بشناسند که من یهوه هستم و ایشان قوم من خواهند بود و من خدای ایشان خواهم بود، زیرا که به تمامی دل بسوی من بازگشت خواهند نمود.» bible_en_fa Behold, a whirlwind of the LORD is gone forth in fury, even a grievous whirlwind: it shall fall grievously upon the head of the wicked. خداوند چنین می‌گوید: «مثل انجیرهای بدکه چنان بد است که نمی توان خورد، البته همچنان صدقیا پادشاه یهودا و روسای او و بقیه اورشلیم را که در این زمین باقی‌مانده‌اند و آنانی راکه در مصر ساکن‌اند تسلیم خواهم نمود. bible_en_fa The anger of the LORD shall not return, until he have executed, and till he have performed the thoughts of his heart: in the latter days ye shall consider it perfectly. وایشان را در تمامی ممالک زمین مایه تشویش وبلا و در تمامی مکان هایی که ایشان را رانده‌ام عارو ضرب‌المثل و مسخره و لعنت خواهم ساخت.و در میان ایشان شمشیر و قحط و وبا خواهم فرستاد تا از زمینی که به ایشان و به پدران ایشان داده‌ام نابود شوند.» bible_en_fa I have not sent these prophets, yet they ran: I have not spoken to them, yet they prophesied. و در میان ایشان شمشیر و قحط و وبا خواهم فرستاد تا از زمینی که به ایشان و به پدران ایشان داده‌ام نابود شوند.» bible_en_fa But if they had stood in my counsel, and had caused my people to hear my words, then they should have turned them from their evil way, and from the evil of their doings. کلامی که در سال چهارم یهویاقیم بن یوشیا، پادشاه یهودا که سال اول نبوکدرصر پادشاه بابل بود بر ارمیا درباره تمامی قوم یهودا نازل شد. bible_en_fa Am I a God at hand, saith the LORD, and not a God afar off? و ارمیای نبی تمامی قوم یهودا و جمیع سکنه اورشلیم را به آن خطاب کرده، گفت: bible_en_fa Can any hide himself in secret places that I shall not see him? saith the LORD. Do not I fill heaven and earth? saith the LORD. «از سال سیزدهم یوشیا ابن آمون پادشاه یهودا تا امروز که بیست و سه سال باشدکلام خداوند بر من نازل می‌شد و من به شما سخن می‌گفتم و صبح زود برخاسته، تکلم می‌نمودم اما شما گوش نمی دادید. bible_en_fa I have heard what the prophets said, that prophesy lies in my name, saying, I have dreamed, I have dreamed. و خداوند جمیع بندگان خود انبیا را نزد شما فرستاد و صبح زودبرخاسته، ایشان را ارسال نمود اما نشنیدید وگوش خود را فرا نگرفتید تا استماع نمایید. bible_en_fa How long shall this be in the heart of the prophets that prophesy lies? yea, they are prophets of the deceit of their own heart; وگفتند: هر یک از شما از راه بد خود و اعمال شریرخویش بازگشت نمایید و در زمینی که خداوند به شما و به پدران شما از ازل تا به ابد بخشیده است ساکن باشید. bible_en_fa Which think to cause my people to forget my name by their dreams which they tell every man to his neighbour, as their fathers have forgotten my name for Baal. و از عقب خدایان غیر نروید و آنهارا عبادت و سجده منمایید و به اعمال دستهای خود غضب مرا به هیجان میاورید مبادا بر شما بلابرسانم.» bible_en_fa The prophet that hath a dream, let him tell a dream; and he that hath my word, let him speak my word faithfully. What is the chaff to the wheat? saith the LORD. اما خداوند می‌گوید: «مرا اطاعت ننمودید بلکه خشم مرا به اعمال دستهای خویش برای بلای خود به هیجان آوردید.» bible_en_fa Is not my word like as a fire? saith the LORD; and like a hammer that breaketh the rock in pieces? بنابراین یهوه صبایوت چنین می‌گوید: «چونکه کلام مرا نشنیدید، bible_en_fa Therefore, behold, I am against the prophets, saith the LORD, that steal my words every one from his neighbour. خداوند می‌گوید: اینک من فرستاده، تمامی قبایل شمال را با بنده خود نبوکدرصر پادشاه بابل گرفته، ایشان را بر این زمین و بر ساکنانش و بر همه امت هایی که به اطراف آن می‌باشند خواهم آورد و آنها را بالکل هلاک کرده، دهشت و مسخره و خرابی ابدی خواهم ساخت. bible_en_fa Behold, I am against the prophets, saith the LORD, that use their tongues, and say, He saith. و از میان ایشان آواز شادمانی و آواز خوشی و صدای داماد و صدای عروس وصدای آسیا و روشنایی چراغ را نابود خواهم گردانید. bible_en_fa Behold, I am against them that prophesy false dreams, saith the LORD, and do tell them, and cause my people to err by their lies, and by their lightness; yet I sent them not, nor commanded them: therefore they shall not profit this people at all, saith the LORD. و تمامی این زمین خراب و ویران خواهد شد و این قوم‌ها هفتاد سال پادشاه بابل رابندگی خواهند نمود.» bible_en_fa And when this people, or the prophet, or a priest, shall ask thee, saying, What is the burden of the LORD? thou shalt then say unto them, What burden? I will even forsake you, saith the LORD. و خداوند می‌گوید که «بعد از انقضای هفتاد سال من بر پادشاه بابل و برآن امت و بر زمین کلدانیان عقوبت گناه ایشان راخواهم رسانید و آن را به خرابی ابدی مبدل خواهم ساخت. bible_en_fa And as for the prophet, and the priest, and the people, that shall say, The burden of the LORD, I will even punish that man and his house. و بر این زمین تمامی سخنان خود را که به ضد آن گفته‌ام یعنی هر‌چه در این کتاب مکتوب است که ارمیا آن را درباره جمیع امت‌ها نبوت کرده است خواهم آورد. bible_en_fa Thus shall ye say every one to his neighbour, and every one to his brother, What hath the LORD answered? and, What hath the LORD spoken? زیرا که امت های بسیار و پادشاهان عظیم ایشان را بنده خود خواهند ساخت و ایشان را موافق افعال ایشان و موافق اعمال دستهای ایشان مکافات خواهم رسانید.» bible_en_fa And the burden of the LORD shall ye mention no more: for every man's word shall be his burden; for ye have perverted the words of the living God, of the LORD of hosts our God. زانرو که یهوه خدای اسرائیل به من چنین گفت که «کاسه شراب این غضب را از دست من بگیر و آن را به جمیع امت هایی که تو را نزد آنهامی فرستم بنوشان. bible_en_fa Thus shalt thou say to the prophet, What hath the LORD answered thee? and, What hath the LORD spoken? تا بیاشامند و به‌سبب شمشیری که من در میان ایشان می‌فرستم نوان شوند و دیوانه گردند.» bible_en_fa But since ye say, The burden of the LORD; therefore thus saith the LORD; Because ye say this word, The burden of the LORD, and I have sent unto you, saying, Ye shall not say, The burden of the LORD; پس کاسه را از دست خداوند گرفتم و به جمیع امت هایی که خداوند مرا نزد آنها فرستادنوشانیدم. bible_en_fa Therefore, behold, I, even I, will utterly forget you, and I will forsake you, and the city that I gave you and your fathers, and cast you out of my presence: یعنی به اورشلیم و شهرهای یهوداو پادشاهانش و سرورانش تا آنها را خرابی ودهشت و سخریه و لعنت چنانکه امروز شده است گردانم. bible_en_fa And I will bring an everlasting reproach upon you, and a perpetual shame, which shall not be forgotten. و به فرعون پادشاه مصر وبندگانش و سرورانش و تمامی قومش. bible_en_fa The LORD shewed me, and, behold, two baskets of figs were set before the temple of the LORD, after that Nebuchadrezzar king of Babylon had carried away captive Jeconiah the son of Jehoiakim king of Judah, and the princes of Judah, with the carpenters and smiths, from Jerusalem, and had brought them to Babylon. و به جمیع امت های مختلف و به جمیع پادشاهان زمین عوص و به همه پادشاهان زمین فلسطینیان یعنی اشقلون و غزه و عقرون و بقیه اشدود. bible_en_fa One basket had very good figs, even like the figs that are first ripe: and the other basket had very naughty figs, which could not be eaten, they were so bad. وبه ادوم و موآب و بنی عمون. bible_en_fa Then said the LORD unto me, What seest thou, Jeremiah? And I said, Figs; the good figs, very good; and the evil, very evil, that cannot be eaten, they are so evil. و به جمیع پادشاهان صور و همه پادشاهان صیدون و به پادشاهان جزایری که به آن طرف دریا می‌باشند. bible_en_fa Again the word of the LORD came unto me, saying, و به ددان و تیما و بوز و به همگانی که گوشه های موی خود را می‌تراشند. bible_en_fa Thus saith the LORD, the God of Israel; Like these good figs, so will I acknowledge them that are carried away captive of Judah, whom I have sent out of this place into the land of the Chaldeans for their good. و به همه پادشاهان عرب و به جمیع پادشاهان امت های مختلف که در بیابان ساکنند. bible_en_fa For I will set mine eyes upon them for good, and I will bring them again to this land: and I will build them, and not pull them down; and I will plant them, and not pluck them up. و به جمیع پادشاهان زمری و همه پادشاهان عیلام و همه پادشاهان مادی. bible_en_fa And I will give them an heart to know me, that I am the LORD: and they shall be my people, and I will be their God: for they shall return unto me with their whole heart. و به جمیع پادشاهان شمال خواه قریب و خواه بعید هر یک با مجاور خود وبه تمامی ممالک جهان که بر روی زمینند. وپادشاه شیشک بعد از ایشان خواهد آشامید. bible_en_fa And as the evil figs, which cannot be eaten, they are so evil; surely thus saith the LORD, So will I give Zedekiah the king of Judah, and his princes, and the residue of Jerusalem, that remain in this land, and them that dwell in the land of Egypt: و به ایشان بگو: یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌فرماید: «بنوشید و مست شویدو قی کنید تا از شمشیری که من در میان شمامی فرستم بیفتید و برنخیزید. bible_en_fa And I will deliver them to be removed into all the kingdoms of the earth for their hurt, to be a reproach and a proverb, a taunt and a curse, in all places whither I shall drive them. و اگر از گرفتن کاسه از دست تو و نوشیدنش ابا نمایند آنگاه به ایشان بگو: یهوه صبایوت چنین می‌گوید: البته خواهید نوشید. bible_en_fa And I will send the sword, the famine, and the pestilence, among them, till they be consumed from off the land that I gave unto them and to their fathers. زیرا اینک من به رسانیدن بلا براین شهری که به اسم من مسمی است شروع خواهم نمود و آیا شما بالکل بی‌عقوبت خواهیدماند؟ بی‌عقوبت نخواهید ماند زیرا یهوه صبایوت می‌گوید که من شمشیری بر جمیع ساکنان جهان مامور می‌کنم. bible_en_fa The word that came to Jeremiah concerning all the people of Judah in the fourth year of Jehoiakim the son of Josiah king of Judah, that was the first year of Nebuchadrezzar king of Babylon; پس تو به تمامی این سخنان برایشان نبوت کرده، به ایشان بگو: خداوند از اعلی علیین غرش می‌نماید و از مکان قدس خویش آواز خود را می‌دهد و به ضد مرتع خویش به شدت غرش می‌نماید و مثل آنانی که انگور رامی افشرند، بر تمامی ساکنان جهان نعره می‌زند، bible_en_fa The which Jeremiah the prophet spake unto all the people of Judah, and to all the inhabitants of Jerusalem, saying, و صدا به کرانهای زمین خواهد رسید زیراخداوند را با امت‌ها دعوی است و او بر هرذی جسد داوری خواهد نمود و شریران را به شمشیر تسلیم خواهد کرد.» قول خداوند این است. bible_en_fa From the thirteenth year of Josiah the son of Amon king of Judah, even unto this day, that is the three and twentieth year, the word of the LORD hath come unto me, and I have spoken unto you, rising early and speaking; but ye have not hearkened. یهوه صبایوت چنین گفت: «اینک بلا ازامت به امت سرایت می‌کند و باد شدید عظیمی ازکرانهای زمین برانگیخته خواهد شد.» bible_en_fa And the LORD hath sent unto you all his servants the prophets, rising early and sending them; but ye have not hearkened, nor inclined your ear to hear. و در آن روز کشتگان خداوند از کران زمین تا کران دیگرش خواهند بود. برای ایشان ماتم نخواهندگرفت و ایشان را جمع نخواهند کرد و دفن نخواهند نمود بلکه بر روی زمین سرگین خواهندبود. bible_en_fa They said, Turn ye again now every one from his evil way, and from the evil of your doings, and dwell in the land that the LORD hath given unto you and to your fathers for ever and ever: ‌ای شبانان ولوله نمایید و فریاد برآورید. وای روسای گله بغلطید زیرا که ایام کشته شدن شما رسیده است و من شما را پراکنده خواهم ساخت و مثل ظرف مرغوب خواهید افتاد. bible_en_fa And go not after other gods to serve them, and to worship them, and provoke me not to anger with the works of your hands; and I will do you no hurt. وملجا برای شبانان و مفر برای روسای گله نخواهدبود. bible_en_fa Yet ye have not hearkened unto me, saith the LORD; that ye might provoke me to anger with the works of your hands to your own hurt. هین فریاد شبانان و نعره روسای گله! زیراخداوند مرتعهای ایشان را ویران ساخته است. bible_en_fa Therefore thus saith the LORD of hosts; Because ye have not heard my words, و مرتعهای سلامتی به‌سبب حدت خشم خداوند خراب شده است.مثل شیر بیشه خودرا ترک کرده است زیرا که زمین ایشان به‌سبب خشم هلاک کننده و به‌سبب حدت غضبش ویران شده است. bible_en_fa Behold, I will send and take all the families of the north, saith the LORD, and Nebuchadrezzar the king of Babylon, my servant, and will bring them against this land, and against the inhabitants thereof, and against all these nations round about, and will utterly destroy them, and make them an astonishment, and an hissing, and perpetual desolations. مثل شیر بیشه خودرا ترک کرده است زیرا که زمین ایشان به‌سبب خشم هلاک کننده و به‌سبب حدت غضبش ویران شده است. bible_en_fa Moreover I will take from them the voice of mirth, and the voice of gladness, the voice of the bridegroom, and the voice of the bride, the sound of the millstones, and the light of the candle. در ابتدای سلطنت یهویاقیم بن یوشیاپادشاه یهودا این کلام از جانب خداوندنازل شده، گفت: bible_en_fa And this whole land shall be a desolation, and an astonishment; and these nations shall serve the king of Babylon seventy years. «خداوند چنین می‌گوید: درصحن خانه خداوند بایست و به ضد تمامی شهرهای یهودا که به خانه خداوند برای عبادت می‌آیند همه سخنانی را که تو را امر فرمودم که به ایشان بگویی بگو و سخنی کم مکن. bible_en_fa And it shall come to pass, when seventy years are accomplished, that I will punish the king of Babylon, and that nation, saith the LORD, for their iniquity, and the land of the Chaldeans, and will make it perpetual desolations. شایدبشنوند و هر کس از راه بد خویش برگردد تا ازبلایی که من قصد نموده‌ام که به‌سبب اعمال بدایشان به ایشان برسانم پشیمان گردم. bible_en_fa And I will bring upon that land all my words which I have pronounced against it, even all that is written in this book, which Jeremiah hath prophesied against all the nations. پس ایشان را بگو: خداوند چنین می‌فرماید: اگر به من گوش ندهید و در شریعت من که پیش شما نهاده‌ام سلوک ننمایید، bible_en_fa For many nations and great kings shall serve themselves of them also: and I will recompense them according to their deeds, and according to the works of their own hands. و اگر کلام بندگانم انبیا را که من ایشان را نزد شما فرستادم اطاعت ننمایید با آنکه من صبح زود برخاسته، ایشان را ارسال نمودم اماشما گوش نگرفتید. bible_en_fa For thus saith the LORD God of Israel unto me; Take the wine cup of this fury at my hand, and cause all the nations, to whom I send thee, to drink it. آنگاه این خانه را مثل شیلوه خواهم ساخت و این شهر را برای جمیع امت های زمین لعنت خواهم گردانید.» bible_en_fa And they shall drink, and be moved, and be mad, because of the sword that I will send among them. و کاهنان و انبیا و تمامی قوم، این سخنان راکه ارمیا در خانه خداوند گفت شنیدند. bible_en_fa Then took I the cup at the LORD's hand, and made all the nations to drink, unto whom the LORD had sent me: و چون ارمیا از گفتن هر‌آنچه خداوند او را مامور فرموده بود که به تمامی قوم بگوید فارغ شد، کاهنان وانبیا و تمامی قوم او را گرفته، گفتند: «البته خواهی مرد. bible_en_fa To wit, Jerusalem, and the cities of Judah, and the kings thereof, and the princes thereof, to make them a desolation, an astonishment, an hissing, and a curse; as it is this day; چرا به اسم یهوه نبوت کرده، گفتی که این خانه مثل شیلوه خواهد شد و این شهر خراب وغیرمسکون خواهد گردید؟» پس تمامی قوم درخانه خداوند نزد ارمیا جمع شدند. bible_en_fa Pharaoh king of Egypt, and his servants, and his princes, and all his people; و چون روسای یهودا این چیزها را شنیدنداز خانه پادشاه به خانه خداوند برآمده، به دهنه دروازه جدید خانه خداوند نشستند. bible_en_fa And all the mingled people, and all the kings of the land of Uz, and all the kings of the land of the Philistines, and Ashkelon, and Azzah, and Ekron, and the remnant of Ashdod, پس کاهنان و انبیا، روسا وتمامی قوم را خطاب کرده، گفتند: «این شخص مستوجب قتل است زیراچنانکه به گوشهای خود شنیدید به خلاف این شهر نبوت کرد.» bible_en_fa Edom, and Moab, and the children of Ammon, پس ارمیا جمیع سروران و تمامی قوم رامخاطب ساخته، گفت: «خداوند مرا فرستاده است تا همه سخنانی را که شنیدید به ضد این خانه و به ضد این شهر نبوت نمایم. bible_en_fa And all the kings of Tyrus, and all the kings of Zidon, and the kings of the isles which are beyond the sea, پس الان راهها و اعمال خود را اصلاح نمایید و قول یهوه خدای خود را بشنوید تا خداوند از این بلایی که درباره شما فرموده است پشیمان شود. bible_en_fa Dedan, and Tema, and Buz, and all that are in the utmost corners, اما من اینک در دست شما هستم موافق آنچه در نظرشما پسند و صواب آید بعمل آرید. bible_en_fa And all the kings of Arabia, and all the kings of the mingled people that dwell in the desert, لیکن اگر شما مرا به قتل رسانید یقین بدانید که خون بی‌گناهی را بر خویشتن و بر این شهر و ساکنانش وارد خواهید آورد. زیرا حقیقت خداوند مرا نزدشما فرستاده است تا همه این سخنان را به گوش شما برسانم.» bible_en_fa And all the kings of Zimri, and all the kings of Elam, and all the kings of the Medes, آنگاه روسا و تمامی قوم به کاهنان و انبیاگفتند که «این مرد مستوجب قتل نیست زیرا به اسم یهوه خدای ما به ما سخن گفته است.» bible_en_fa And all the kings of the north, far and near, one with another, and all the kingdoms of the world, which are upon the face of the earth: and the king of Sheshach shall drink after them. وبعضی از مشایخ زمین برخاسته، تمامی جماعت قوم را خطاب کرده، گفتند bible_en_fa Therefore thou shalt say unto them, Thus saith the LORD of hosts, the God of Israel; Drink ye, and be drunken, and spue, and fall, and rise no more, because of the sword which I will send among you. که «میکای مورشتی در ایام حزقیا پادشاه یهودا نبوت کرد وبه تمامی قوم یهودا تکلم نموده، گفت: یهوه صبایوت چنین می‌گوید که صهیون را مثل مزرعه شیار خواهند کرد و اورشلیم خراب شده، کوه این خانه به بلندیهای جنگل مبدل خواهد گردید. bible_en_fa And it shall be, if they refuse to take the cup at thine hand to drink, then shalt thou say unto them, Thus saith the LORD of hosts; Ye shall certainly drink. آیا حزقیا پادشاه یهودا و تمامی یهودا او راکشتند؟ نی بلکه از خداوند بترسید و نزد خداونداستدعا نمود و خداوند از آن بلایی که درباره ایشان گفته بود پشیمان گردید. پس ما بلای عظیمی بر جان خود وارد خواهیم آورد.» bible_en_fa For, lo, I begin to bring evil on the city which is called by my name, and should ye be utterly unpunished? Ye shall not be unpunished: for I will call for a sword upon all the inhabitants of the earth, saith the LORD of hosts. و نیز شخصی اوریا نام ابن شمعیا از قریت یعاریم بود که به نام یهوه نبوت کرد و او به ضد این شهر و این زمین موافق همه سخنان ارمیا نبوت کرد. bible_en_fa Therefore prophesy thou against them all these words, and say unto them, The LORD shall roar from on high, and utter his voice from his holy habitation; he shall mightily roar upon his habitation; he shall give a shout, as they that tread the grapes, against all the inhabitants of the earth. و چون یهویاقیم پادشاه و جمیع شجاعانش و تمامی سرورانش سخنان او راشنیدند پادشاه قصد جان او نمود و چون اوریا این را شنید بترسید و فرار کرده، به مصر رفت. bible_en_fa A noise shall come even to the ends of the earth; for the LORD hath a controversy with the nations, he will plead with all flesh; he will give them that are wicked to the sword, saith the LORD. ویهویاقیم پادشاه کسان به مصر فرستاد یعنی الناتان بن عکبور و چند نفر را با او به مصر(فرستاد). bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts, Behold, evil shall go forth from nation to nation, and a great whirlwind shall be raised up from the coasts of the earth. و ایشان اوریا را از مصر بیرون آورده، او را نزد یهویاقیم پادشاه رسانیدند و او رابه شمشیر کشته، بدن او را به قبرستان عوام الناس انداخت.لیکن دست اخیقام بن شافان با ارمیابود تا او را به‌دست قوم نسپارند که او را به قتل رسانند. bible_en_fa And the slain of the LORD shall be at that day from one end of the earth even unto the other end of the earth: they shall not be lamented, neither gathered, nor buried; they shall be dung upon the ground. لیکن دست اخیقام بن شافان با ارمیابود تا او را به‌دست قوم نسپارند که او را به قتل رسانند. bible_en_fa Howl, ye shepherds, and cry; and wallow yourselves in the ashes, ye principal of the flock: for the days of your slaughter and of your dispersions are accomplished; and ye shall fall like a pleasant vessel. در ابتدای سلطنت یهویاقیم بن یوشیاپادشاه یهودا این کلام از جانب خداوندبر ارمیا نازل شده، گفت: bible_en_fa And the shepherds shall have no way to flee, nor the principal of the flock to escape. خداوند به من چنین گفت: «بندها و یوغها برای خود بساز و آنها را برگردن خود بگذار. bible_en_fa A voice of the cry of the shepherds, and an howling of the principal of the flock, shall be heard: for the LORD hath spoiled their pasture. و آنها را نزد پادشاه ادوم وپادشاه موآب و پادشاه بنی عمون و پادشاه صور وپادشاه صیدون به‌دست رسولانی که به اورشلیم نزد صدقیا پادشاه یهودا خواهند آمد بفرست. bible_en_fa And the peaceable habitations are cut down because of the fierce anger of the LORD. وایشان را برای آقایان ایشان امر فرموده، بگو یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: به آقایان خود بدین مضمون بگویید: bible_en_fa He hath forsaken his covert, as the lion: for their land is desolate because of the fierceness of the oppressor, and because of his fierce anger. من جهان وانسان و حیوانات را که بر روی زمینند به قوت عظیم و بازوی افراشته خود آفریدم و آن را بهر‌که در نظر من پسند آمد بخشیدم. bible_en_fa In the beginning of the reign of Jehoiakim the son of Josiah king of Judah came this word from the LORD, saying, و الان من تمامی این زمینها را به‌دست بنده خود نبوکدنصر پادشاه بابل دادم و نیز حیوانات صحرا را به او بخشیدم تااو را بندگی نمایند. bible_en_fa Thus saith the LORD; Stand in the court of the LORD's house, and speak unto all the cities of Judah, which come to worship in the LORD's house, all the words that I command thee to speak unto them; diminish not a word: و تمامی امت‌ها او را وپسرش و پسر پسرش را خدمت خواهند نمود تاوقتی که نوبت زمین او نیز برسد. پس امت های بسیار و پادشاهان عظیم او را بنده خود خواهندساخت. bible_en_fa If so be they will hearken, and turn every man from his evil way, that I may repent me of the evil, which I purpose to do unto them because of the evil of their doings. و واقع خواهد شد که هر امتی ومملکتی که نبوکدنصر پادشاه بابل را خدمت ننمایند و گردن خویش را زیر یوغ پادشاه بابل نگذارند خداوند می‌گوید: که آن امت را به شمشیر و قحط و وبا سزا خواهم داد تا ایشان را به‌دست او هلاک کرده باشم. bible_en_fa And thou shalt say unto them, Thus saith the LORD; If ye will not hearken to me, to walk in my law, which I have set before you, و اما شما به انبیا وفالگیران و خواب بینندگان و ساحران و جادوگران خود که به شما حرف می‌زنند و می‌گویند پادشاه بابل را خدمت منمایید گوش مگیرید. bible_en_fa To hearken to the words of my servants the prophets, whom I sent unto you, both rising up early, and sending them, but ye have not hearkened; زیرا که ایشان برای شما کاذبانه نبوت می‌کنند تا شما را اززمین شما دور نمایند و من شما را پراکنده سازم تاهلاک شوید. bible_en_fa Then will I make this house like Shiloh, and will make this city a curse to all the nations of the earth. اما آن امتی که گردن خود را زیریوغ پادشاه بابل بگذارند و او را خدمت نمایندخداوند می‌گوید که آن امت را در زمین خودایشان مقیم خواهم ساخت و آن را زرع نموده، درآن ساکن خواهند شد.» bible_en_fa So the priests and the prophets and all the people heard Jeremiah speaking these words in the house of the LORD. و به صدقیا پادشاه یهودا همه این سخنان رابیان کرده، گفتم: «گردنهای خود را زیر یوغ پادشاه بابل بگذارید و او را و قوم او را خدمت نمایید تازنده بمانید. bible_en_fa Now it came to pass, when Jeremiah had made an end of speaking all that the LORD had commanded him to speak unto all the people, that the priests and the prophets and all the people took him, saying, Thou shalt surely die. چرا تو و قومت به شمشیر و قحطو وبا بمیرید چنانکه خداوند درباره قومی که پادشاه بابل را خدمت ننمایند گفته است. bible_en_fa Why hast thou prophesied in the name of the LORD, saying, This house shall be like Shiloh, and this city shall be desolate without an inhabitant? And all the people were gathered against Jeremiah in the house of the LORD. وگوش مگیرید به سخنان انبیایی که به شمامی گویند: پادشاه بابل را خدمت ننمایید زیرا که ایشان برای شما کاذبانه نبوت می‌کنند. bible_en_fa When the princes of Judah heard these things, then they came up from the king's house unto the house of the LORD, and sat down in the entry of the new gate of the LORD's house. زیراخداوند می‌گوید: من ایشان را نفرستادم بلکه ایشان به اسم من به دروغ نبوت می‌کنند تا من شمارا اخراج کنم و شما با انبیایی که برای شما نبوت می‌نمایند هلاک شوید.» bible_en_fa Then spake the priests and the prophets unto the princes and to all the people, saying, This man is worthy to die; for he hath prophesied against this city, as ye have heard with your ears. و به کاهنان و تمامی این قوم نیز خطاب کرده، گفتم: «خداوند چنین می‌گوید: گوش مگیرید به سخنان انبیایی که برای شما نبوت کرده، می‌گویند اینک ظروف خانه خداوند بعد از اندک مدتی از بابل باز آورده خواهد شد زیرا که ایشان کاذبانه برای شما نبوت می‌کنند. bible_en_fa Then spake Jeremiah unto all the princes and to all the people, saying, The LORD sent me to prophesy against this house and against this city all the words that ye have heard. ایشان را گوش مگیریدبلکه پادشاه بابل را خدمت نمایید تا زنده بمانید. چرا این شهر خراب شود؟ bible_en_fa Therefore now amend your ways and your doings, and obey the voice of the LORD your God; and the LORD will repent him of the evil that he hath pronounced against you. و اگر ایشان انبیا می‌باشند و کلام خداوند باایشان است پس الان از یهوه صبایوت استدعابکنند تا ظروفی که در خانه خداوند و در خانه پادشاه یهودا و اورشلیم باقی است به بابل برده نشود. bible_en_fa As for me, behold, I am in your hand: do with me as seemeth good and meet unto you. زیرا که یهوه صبایوت چنین می‌گوید: درباره ستونها و دریاچه و پایه هاو سایر ظروفی که در این شهر باقی‌مانده است، bible_en_fa But know ye for certain, that if ye put me to death, ye shall surely bring innocent blood upon yourselves, and upon this city, and upon the inhabitants thereof: for of a truth the LORD hath sent me unto you to speak all these words in your ears. و نبوکدنصرپادشاه بابل آنها را حینی که یکنیا ابن یهویاقیم پادشاه یهودا و جمیع شرفا یهودا و اورشلیم را ازاورشلیم به بابل برد نگرفت. bible_en_fa Then said the princes and all the people unto the priests and to the prophets; This man is not worthy to die: for he hath spoken to us in the name of the LORD our God. به درستی که یهوه صبایوت خدای اسرائیل درباره این ظروفی که درخانه خداوند و در خانه پادشاه یهودا و اورشلیم باقی‌مانده است چنین می‌گوید:که آنها به بابل برده خواهد شد و خداوند می‌گوید تا روزی که ازایشان تفقد نمایم در آنجا خواهد ماند و بعد از آن آنها را بیرون آورده، به این مکان باز خواهم آورد.» bible_en_fa Then rose up certain of the elders of the land, and spake to all the assembly of the people, saying, که آنها به بابل برده خواهد شد و خداوند می‌گوید تا روزی که ازایشان تفقد نمایم در آنجا خواهد ماند و بعد از آن آنها را بیرون آورده، به این مکان باز خواهم آورد.» bible_en_fa Micah the Morasthite prophesied in the days of Hezekiah king of Judah, and spake to all the people of Judah, saying, Thus saith the LORD of hosts; Zion shall be plowed like a field, and Jerusalem shall become heaps, and the mountains of the house as the high places of a forest. و در همان سال در ابتدای سلطنت صدقیا پادشاه یهودا در ماه پنجم ازسال چهارم واقع شد که حننیا ابن عزور نبی که ازجبعون بود مرا در خانه خداوند در حضور کاهنان و تمامی قوم خطاب کرده، گفت: bible_en_fa Did Hezekiah king of Judah and all Judah put him at all to death? did he not fear the LORD, and besought the LORD, and the LORD repented him of the evil which he had pronounced against them? Thus might we procure great evil against our souls. «یهوه صبایوت خدای اسرائیل بدین مضمون تکلم نموده و گفته است من یوغ پادشاه بابل را شکسته‌ام. bible_en_fa And there was also a man that prophesied in the name of the LORD, Urijah the son of Shemaiah of Kirjath-jearim, who prophesied against this city and against this land according to all the words of Jeremiah: بعد از انقضای دو سال من همه ظرف های خانه خداوند را که نبوکدنصر پادشاه بابل از این مکان گرفته، به بابل برد به اینجا بازخواهم آورد. bible_en_fa And when Jehoiakim the king, with all his mighty men, and all the princes, heard his words, the king sought to put him to death: but when Urijah heard it, he was afraid, and fled, and went into Egypt; و خداوند می‌گوید من یکنیا ابن یهویاقیم پادشاه یهودا و جمیع اسیران یهودا را که به بابل رفته‌اند به اینجا باز خواهم آورد زیرا که یوغ پادشاه بابل را خواهم شکست.» bible_en_fa And Jehoiakim the king sent men into Egypt, namely, Elnathan the son of Achbor, and certain men with him into Egypt. آنگاه ارمیا نبی به حننیا نبی در حضورکاهنان و تمامی قومی که در خانه خداوند حاضربودند گفت؛ bible_en_fa And they fetched forth Urijah out of Egypt, and brought him unto Jehoiakim the king; who slew him with the sword, and cast his dead body into the graves of the common people. پس ارمیا نبی گفت: «آمین خداوندچنین بکند و خداوند سخنانت را که به آنها نبوت کردی استوار نماید و ظروف خانه خداوند وجمیع اسیران را از بابل به اینجا باز بیاورد. bible_en_fa Nevertheless the hand of Ahikam the son of Shaphan was with Jeremiah, that they should not give him into the hand of the people to put him to death. لیکن این کلام را که من به گوش تو و به سمع تمامی قوم می‌گویم بشنو: bible_en_fa In the beginning of the reign of Jehoiakim the son of Josiah king of Judah came this word unto Jeremiah from the LORD, saying, انبیایی که از زمان قدیم قبل ازمن و قبل از تو بوده‌اند درباره زمینهای بسیاروممالک عظیم به جنگ و بلا و وبا نبوت کرده‌اند. bible_en_fa Thus saith the LORD to me; Make thee bonds and yokes, and put them upon thy neck, اما آن نبی‌ای که بسلامتی نبوت کند اگر کلام آن نبی واقع گردد، آنگاه آن نبی معروف خواهد شدکه خداوند فی الحقیقه او را فرستاده است.» bible_en_fa And send them to the king of Edom, and to the king of Moab, and to the king of the Ammonites, and to the king of Tyrus, and to the king of Zidon, by the hand of the messengers which come to Jerusalem unto Zedekiah king of Judah; پس حننیا نبی یوغ را از گردن ارمیا نبی گرفته، آن را شکست. bible_en_fa And command them to say unto their masters, Thus saith the LORD of hosts, the God of Israel; Thus shall ye say unto your masters; و حننیا به حضور تمامی قوم خطاب کرده، گفت: «خداوند چنین می‌گوید: بهمین طور یوغ نبوکدنصر پادشاه بابل را بعد ازانقضای دو سال از گردن جمیع امت‌ها خواهم شکست.» و ارمیا نبی به راه خود رفت. bible_en_fa I have made the earth, the man and the beast that are upon the ground, by my great power and by my outstretched arm, and have given it unto whom it seemed meet unto me. و بعد از آنکه حننیا نبی یوغ را از گردن ارمیانبی شکسته بود کلام خداوند بر ارمیا نازل شده، گفت: bible_en_fa And now have I given all these lands unto the hand of Nebuchadnezzar the king of Babylon, my servant; and the beasts of the field have I given him also to serve him. «برو و حننیا نبی را بگو: خداوند چنین می‌گوید: یوغهای چوبی را شکستی اما بجای آنها یوغهای آهنین را خواهی ساخت. bible_en_fa And all nations shall serve him, and his son, and his son's son, until the very time of his land come: and then many nations and great kings shall serve themselves of him. زیرا که یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: من یوغی آهنین بر گردن جمیع این امت‌ها نهادم تانبوکدنصر پادشاه بابل را خدمت نمایند پس او راخدمت خواهند نمود و نیز حیوانات صحرا را به او دادم.» bible_en_fa And it shall come to pass, that the nation and kingdom which will not serve the same Nebuchadnezzar the king of Babylon, and that will not put their neck under the yoke of the king of Babylon, that nation will I punish, saith the LORD, with the sword, and with the famine, and with the pestilence, until I have consumed them by his hand. آنگاه ارمیا نبی به حننیا نبی گفت: «ای حننیا بشنو! خداوند تو را نفرستاده است بلکه تواین قوم را وامیداری که به دروغ توکل نمایند. bible_en_fa Therefore hearken not ye to your prophets, nor to your diviners, nor to your dreamers, nor to your enchanters, nor to your sorcerers, which speak unto you, saying, Ye shall not serve the king of Babylon: بنابراین خداوند چنین می‌گوید: اینک من تو رااز روی این زمین دور می‌اندازم و تو امسال خواهی مرد زیرا که سخنان فتنه انگیز به ضدخداوند گفتی.»پس در ماه هفتم همانسال حننیا نبی مرد. bible_en_fa For they prophesy a lie unto you, to remove you far from your land; and that I should drive you out, and ye should perish. پس در ماه هفتم همانسال حننیا نبی مرد. bible_en_fa But the nations that bring their neck under the yoke of the king of Babylon, and serve him, those will I let remain still in their own land, saith the LORD; and they shall till it, and dwell therein. این است سخنان رساله‌ای که ارمیانبی از اورشلیم نزد بقیه مشایخ اسیران وکاهنان و انبیا و تمامی قومی که نبوکدنصر ازاورشلیم به بابل به اسیری برده بود فرستاد. bible_en_fa I spake also to Zedekiah king of Judah according to all these words, saying, Bring your necks under the yoke of the king of Babylon, and serve him and his people, and live. بعداز آنکه یکنیا پادشاه و ملکه و خواجه‌سرایان وسروران یهودا و اورشلیم و صنعتگران و آهنگران از اورشلیم بیرون رفته بودند. bible_en_fa Why will ye die, thou and thy people, by the sword, by the famine, and by the pestilence, as the LORD hath spoken against the nation that will not serve the king of Babylon? (پس آن را) به‌دست العاسه بن شافان و جمریا ابن حلقیا که صدقیا پادشاه یهودا ایشان را نزد نبوکدنصرپادشاه بابل به بابل فرستاد (ارسال نموده )، گفت: bible_en_fa Therefore hearken not unto the words of the prophets that speak unto you, saying, Ye shall not serve the king of Babylon: for they prophesy a lie unto you. «یهوه صبایوت خدای اسرائیل به تمامی اسیرانی که من ایشان را از اورشلیم به بابل به اسیری فرستادم، چنین می‌گوید: bible_en_fa For I have not sent them, saith the LORD, yet they prophesy a lie in my name; that I might drive you out, and that ye might perish, ye, and the prophets that prophesy unto you. خانه‌ها ساخته در آنها ساکن شوید و باغها غرس نموده، میوه آنها را بخورید. bible_en_fa Also I spake to the priests and to all this people, saying, Thus saith the LORD; Hearken not to the words of your prophets that prophesy unto you, saying, Behold, the vessels of the LORD's house shall now shortly be brought again from Babylon: for they prophesy a lie unto you. زنان گرفته، پسران و دختران به هم رسانید و زنان برای پسران خود بگیرید ودختران خود را به شوهر بدهید تا پسران ودختران بزایند و در آنجا زیاد شوید و کم نگردید. bible_en_fa Hearken not unto them; serve the king of Babylon, and live: wherefore should this city be laid waste? و سلامتی آن شهر را که شما را به آن به اسیری فرستاده‌ام بطلبید و برایش نزد خداوند مسالت نمایید زیرا که در سلامتی آن شما را سلامتی خواهد بود. bible_en_fa But if they be prophets, and if the word of the LORD be with them, let them now make intercession to the LORD of hosts, that the vessels which are left in the house of the LORD, and in the house of the king of Judah, and at Jerusalem, go not to Babylon. زیرا که یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: مگذارید که انبیای شماکه در میان شمااند و فالگیران شما شما را فریب دهند و به خوابهایی که شما ایشان را وامی داریدکه آنها را ببینند، گوش مگیرید. bible_en_fa For thus saith the LORD of hosts concerning the pillars, and concerning the sea, and concerning the bases, and concerning the residue of the vessels that remain in this city, زیرا خداوندمی گوید که ایشان برای شما به اسم من کاذبانه نبوت می‌کنند و من ایشان را نفرستاده‌ام. bible_en_fa Which Nebuchadnezzar king of Babylon took not, when he carried away captive Jeconiah the son of Jehoiakim king of Judah from Jerusalem to Babylon, and all the nobles of Judah and Jerusalem; وخداوند می‌گوید: چون مدت هفتاد سال بابل سپری شود من از شما تفقد خواهم نمود وسخنان نیکو را که برای شما گفتم انجام خواهم داد؛ به اینکه شما را به این مکان باز خواهم آورد. bible_en_fa Yea, thus saith the LORD of hosts, the God of Israel, concerning the vessels that remain in the house of the LORD, and in the house of the king of Judah and of Jerusalem; زیرا خداوند می‌گوید: فکرهایی را که برای شما دارم می‌دانم که فکرهای سلامتی می‌باشد ونه بدی تا شما را در آخرت امید بخشم. bible_en_fa They shall be carried to Babylon, and there shall they be until the day that I visit them, saith the LORD; then will I bring them up, and restore them to this place. و مراخواهید خواند و آمده، نزد من تضرع خواهید کردو من شما را اجابت خواهم نمود. bible_en_fa And it came to pass the same year, in the beginning of the reign of Zedekiah king of Judah, in the fourth year, and in the fifth month, that Hananiah the son of Azur the prophet, which was of Gibeon, spake unto me in the house of the LORD, in the presence of the priests and of all the people, saying, و مراخواهید طلبید و چون مرا به تمامی دل خودجستجو نمایید، مرا خواهید یافت. bible_en_fa Thus speaketh the LORD of hosts, the God of Israel, saying, I have broken the yoke of the king of Babylon. و خداوندمی گوید که مرا خواهید یافت و اسیران شما را بازخواهم آورد. و خداوند می‌گوید که شما را ازجمیع امت‌ها و از همه مکان هایی که شما را درآنها رانده‌ام، جمع خواهم نمود و شما را از جایی که به اسیری فرستاده‌ام، باز خواهم آورد. bible_en_fa Within two full years will I bring again into this place all the vessels of the LORD's house, that Nebuchadnezzar king of Babylon took away from this place, and carried them to Babylon: از آن رو که گفتید خداوند برای ما در بابل انبیا مبعوث نموده است. bible_en_fa And I will bring again to this place Jeconiah the son of Jehoiakim king of Judah, with all the captives of Judah, that went into Babylon, saith the LORD: for I will break the yoke of the king of Babylon. «پس خداوند به پادشاهی که بر کرسی داودنشسته است و به تمامی قومی که در این شهرساکنند، یعنی برادران شما که همراه شما به اسیری نرفته‌اند، چنین می‌گوید: bible_en_fa Then the prophet Jeremiah said unto the prophet Hananiah in the presence of the priests, and in the presence of all the people that stood in the house of the LORD, بلی یهوه صبایوت چنین می‌گوید: اینک من شمشیر وقحط و وبا را بر ایشان خواهم فرستاد و ایشان رامثل انجیرهای بد که آنها را از بدی نتوان خورد، خواهم ساخت. bible_en_fa Even the prophet Jeremiah said, Amen: the LORD do so: the LORD perform thy words which thou hast prophesied, to bring again the vessels of the LORD's house, and all that is carried away captive, from Babylon into this place. و ایشان را به شمشیر و قحط ووبا تعاقب خواهم نمود و در میان جمیع ممالک جهان مشوش خواهم ساخت تا برای همه امت هایی که ایشان را در میان آنها رانده‌ام، لعنت و دهشت و مسخره و عار باشند. bible_en_fa Nevertheless hear thou now this word that I speak in thine ears, and in the ears of all the people; چونکه خداوند می‌گوید: کلام مرا که به واسطه بندگان خود انبیا نزد ایشان فرستادم نشنیدند با آنکه صبح زود برخاسته، آن را فرستادم اما خداوند می‌گویدکه شما نشنیدید. bible_en_fa The prophets that have been before me and before thee of old prophesied both against many countries, and against great kingdoms, of war, and of evil, and of pestilence. و شما‌ای جمیع اسیرانی که از اورشلیم به بابل فرستادم کلام خداوند رابشنوید. bible_en_fa The prophet which prophesieth of peace, when the word of the prophet shall come to pass, then shall the prophet be known, that the LORD hath truly sent him. یهوه صبایوت خدای اسرائیل درباره اخاب بن قولایا و درباره صدقیا ابن معسیا که برای شما به اسم من کاذبانه نبوت می‌کنند، چنین می‌گوید: اینک من ایشان را به‌دست نبوکدنصرپادشاه بابل تسلیم خواهم کرد و او ایشان را درحضور شما خواهد کشت. bible_en_fa Then Hananiah the prophet took the yoke from off the prophet Jeremiah's neck, and brake it. و از ایشان برای تمامی اسیران یهودا که در بابل می‌باشند لعنت گرفته، خواهند گفت که خداوند تو را مثل صدقیاو اخاب که پادشاه بابل ایشان را در آتش سوزانید، بگرداند. bible_en_fa And Hananiah spake in the presence of all the people, saying, Thus saith the LORD; Even so will I break the yoke of Nebuchadnezzar king of Babylon from the neck of all nations within the space of two full years. And the prophet Jeremiah went his way. چونکه ایشان در اسرائیل حماقت نمودند و با زنان همسایگان خود زنا کردند و به اسم من کلامی را که به ایشان امرنفرموده بودم کاذبانه گفتند و خداوند می‌گوید که من عارف و شاهد هستم. bible_en_fa Then the word of the LORD came unto Jeremiah the prophet, after that Hananiah the prophet had broken the yoke from off the neck of the prophet Jeremiah, saying, «و شمعیای نحلامی را خطاب کرده، بگو: bible_en_fa Go and tell Hananiah, saying, Thus saith the LORD; Thou hast broken the yokes of wood; but thou shalt make for them yokes of iron. یهوه صبایوت خدای اسرائیل تکلم نموده، چنین می‌گوید: از آنجایی که تو رسایل به اسم خود نزد تمامی قوم که در اورشلیم‌اند و نزدصفنیا ابن معسیا کاهن و نزد جمیع کاهنان فرستاده، گفتی: bible_en_fa For thus saith the LORD of hosts, the God of Israel; I have put a yoke of iron upon the neck of all these nations, that they may serve Nebuchadnezzar king of Babylon; and they shall serve him: and I have given him the beasts of the field also. که خداوند تو را به‌جای یهویاداع کاهن به کهانت نصب نموده است تا برخانه خداوند وکلا باشید. برای هر شخص مجنون که خویشتن را نبی می‌نماید تا او را درکنده‌ها و زنجیرها ببندی. bible_en_fa Then said the prophet Jeremiah unto Hananiah the prophet, Hear now, Hananiah; The LORD hath not sent thee; but thou makest this people to trust in a lie. پس الان چرا ارمیاعناتوتی را که خود را برای شما نبی می‌نمایدتوبیخ نمی کنی؟ bible_en_fa Therefore thus saith the LORD; Behold, I will cast thee from off the face of the earth: this year thou shalt die, because thou hast taught rebellion against the LORD. زیرا که او نزد ما به بابل فرستاده، گفت که این اسیری بطول خواهدانجامید پس خانه‌ها بنا کرده، ساکن شوید و باغهاغرس نموده، میوه آنها را بخورید.» bible_en_fa So Hananiah the prophet died the same year in the seventh month. و صفنیای کاهن این رساله را به گوش ارمیانبی خواند. bible_en_fa Now these are the words of the letter that Jeremiah the prophet sent from Jerusalem unto the residue of the elders which were carried away captives, and to the priests, and to the prophets, and to all the people whom Nebuchadnezzar had carried away captive from Jerusalem to Babylon; پس کلام خداوند بر ارمیا نازل شده، گفت: bible_en_fa (After that Jeconiah the king, and the queen, and the eunuchs, the princes of Judah and Jerusalem, and the carpenters, and the smiths, were departed from Jerusalem;) «نزد جمیع اسیران فرستاده، بگوکه خداوند درباره شمعیای نحلامی چنین می‌گوید: چونکه شمعیا برای شما نبوت می‌کند ومن او را نفرستاده‌ام و او شما را وامیدارد که به دروغ اعتماد نمایید،بنابراین خداوند چنین می‌گوید: اینک من بر شمعیای نحلامی و ذریت وی عقوبت خواهم رسانید و برایش کسی‌که درمیان این قوم ساکن باشد، نخواهد ماند و خداوندمی گوید او آن احسانی را که من برای قوم خودمی کنم نخواهد دید، زیرا که درباره خداوند سخنان فتنه انگیز گفته است.» bible_en_fa By the hand of Elasah the son of Shaphan, and Gemariah the son of Hilkiah, (whom Zedekiah king of Judah sent unto Babylon to Nebuchadnezzar king of Babylon) saying, بنابراین خداوند چنین می‌گوید: اینک من بر شمعیای نحلامی و ذریت وی عقوبت خواهم رسانید و برایش کسی‌که درمیان این قوم ساکن باشد، نخواهد ماند و خداوندمی گوید او آن احسانی را که من برای قوم خودمی کنم نخواهد دید، زیرا که درباره خداوند سخنان فتنه انگیز گفته است.» bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts, the God of Israel, unto all that are carried away captives, whom I have caused to be carried away from Jerusalem unto Babylon; کلامی که از جانب خداوند بر ارمیا نازل شده، گفت: bible_en_fa Build ye houses, and dwell in them; and plant gardens, and eat the fruit of them; «یهوه خدای اسرائیل تکلم نموده، چنین می‌گوید: تمامی سخنانی را که من به تو گفته‌ام، در طوماری بنویس. bible_en_fa Take ye wives, and beget sons and daughters; and take wives for your sons, and give your daughters to husbands, that they may bear sons and daughters; that ye may be increased there, and not diminished. زیراخداوند می‌گوید: اینک ایامی می‌آید که اسیران قوم خود اسرائیل و یهودا را باز خواهم آورد وخداوند می‌گوید: ایشان را به زمینی که به پدران ایشان داده‌ام، باز خواهم رسانید تا آن را به تصرف آورند.» bible_en_fa And seek the peace of the city whither I have caused you to be carried away captives, and pray unto the LORD for it: for in the peace thereof shall ye have peace. و این است کلامی که خداوند درباره اسرائیل و یهودا گفته است. bible_en_fa For thus saith the LORD of hosts, the God of Israel; Let not your prophets and your diviners, that be in the midst of you, deceive you, neither hearken to your dreams which ye cause to be dreamed. زیرا خداوند چنین می‌گوید: «صدای ارتعاش شنیدیم. خوف است وسلامتی نی. bible_en_fa For they prophesy falsely unto you in my name: I have not sent them, saith the LORD. سوال کنید و ملاحظه نمایید که آیاذکور اولاد می‌زاید؟ پس چرا هر مرد را می‌بینم که مثل زنی که می‌زاید دست خود را بر کمرش نهاده و همه چهره‌ها به زردی مبدل شده است؟» bible_en_fa For thus saith the LORD, That after seventy years be accomplished at Babylon I will visit you, and perform my good word toward you, in causing you to return to this place. وای بر ما زیرا که آن روز، عظیم است و مثل آن دیگری نیست و آن زمان تنگی یعقوب است اما از آن نجات خواهد یافت. bible_en_fa For I know the thoughts that I think toward you, saith the LORD, thoughts of peace, and not of evil, to give you an expected end. و یهوه صبایوت می‌گوید: «هر آینه در آن روز یوغ او را از گردنت خواهم شکست وبندهای تو را خواهم گسیخت. و غریبان بار دیگراو را بنده خود نخواهند ساخت. bible_en_fa Then shall ye call upon me, and ye shall go and pray unto me, and I will hearken unto you. و ایشان خدای خود یهوه و پادشاه خویش داود را که برای ایشان برمی انگیزانم خدمت خواهند کرد. bible_en_fa And ye shall seek me, and find me, when ye shall search for me with all your heart. پس خداوند می‌گوید که‌ای بنده من یعقوب مترس وای اسرائیل هراسان مباش زیرا اینک من تو را از جای دور و ذریت تو را از زمین اسیری ایشان خواهم رهانید و یعقوب مراجعت نموده، دررفاهیت و امنیت خواهد بود و کسی او را نخواهدترسانید. bible_en_fa And I will be found of you, saith the LORD: and I will turn away your captivity, and I will gather you from all the nations, and from all the places whither I have driven you, saith the LORD; and I will bring you again into the place whence I caused you to be carried away captive. زیرا خداوند می‌گوید: من با تو هستم تا تو را نجات‌بخشم و جمیع امت‌ها را که تو را درمیان آنها پراکنده ساختم، تلف خواهم کرد. اما تورا تلف نخواهم نمود، بلکه تو را به انصاف تادیب خواهم کرد و تو را بی‌سزا نخواهم گذاشت. bible_en_fa Because ye have said, The LORD hath raised us up prophets in Babylon; زیرا خداوند چنین می‌گوید: جراحت توعلاج ناپذیر و ضربت تو مهلک می‌باشد. bible_en_fa Know that thus saith the LORD of the king that sitteth upon the throne of David, and of all the people that dwelleth in this city, and of your brethren that are not gone forth with you into captivity; کسی نیست که دعوی تو را فیصل دهد تا التیام یابی وبرایت دواهای شفابخشنده‌ای نیست. bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts; Behold, I will send upon them the sword, the famine, and the pestilence, and will make them like vile figs, that cannot be eaten, they are so evil. جمیع دوستانت تو را فراموش کرده، درباره تواحوال پرسی نمی نمایند زیرا که تو را به صدمه دشمن و به تادیب بیرحمی به‌سبب کثرت عصیانت و زیادتی گناهانت مبتلا ساخته‌ام. bible_en_fa And I will persecute them with the sword, with the famine, and with the pestilence, and will deliver them to be removed to all the kingdoms of the earth, to be a curse, and an astonishment, and an hissing, and a reproach, among all the nations whither I have driven them: چرا درباره جراحت خود فریاد می‌نمایی؟ دردتو علاج ناپذیر است. به‌سبب زیادتی عصیانت وکثرت گناهانت این کارها را به تو کرده‌ام. bible_en_fa Because they have not hearkened to my words, saith the LORD, which I sent unto them by my servants the prophets, rising up early and sending them; but ye would not hear, saith the LORD. «بنابراین آنانی که تو را می‌بلعند، بلعیده خواهند شد و آنانی که تو را به تنگ می‌آورند، جمیع به اسیری خواهند رفت. و آنانی که تو راتاراج می‌کنند، تاراج خواهند شد و همه غارت کنندگانت را به غارت تسلیم خواهم کرد. bible_en_fa Hear ye therefore the word of the LORD, all ye of the captivity, whom I have sent from Jerusalem to Babylon: زیرا خداوند می‌گوید: به تو عافیت خواهم رسانید و جراحات تو را شفا خواهم داد، از این جهت که تو را (شهر) متروک می‌نامند (ومی گویند) که این صهیون است که احدی درباره آن احوال پرسی نمی کند. bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts, the God of Israel, of Ahab the son of Kolaiah, and of Zedekiah the son of Maaseiah, which prophesy a lie unto you in my name; Behold, I will deliver them into the hand of Nebuchadrezzar king of Babylon; and he shall slay them before your eyes; خداوند چنین می‌گوید: اینک خیمه های اسیری یعقوب را بازخواهم آورد و به مسکنهایش ترحم خواهم نمودو شهر بر تلش بنا شده، قصرش برحسب عادت خود مسکون خواهد شد. bible_en_fa And of them shall be taken up a curse by all the captivity of Judah which are in Babylon, saying, The LORD make thee like Zedekiah and like Ahab, whom the king of Babylon roasted in the fire; و تسبیح و آوازمطربان از آنها بیرون خواهد آمد و ایشان راخواهم افزود و کم نخواهند شد و ایشان را معززخواهم ساخت و پست نخواهند گردید. bible_en_fa Because they have committed villany in Israel, and have committed adultery with their neighbours' wives, and have spoken lying words in my name, which I have not commanded them; even I know, and am a witness, saith the LORD. وپسرانش مانند ایام پیشین شده، جماعتش درحضور من برقرار خواهند ماند و بر جمیع ستمگرانش عقوبت خواهم رسانید. bible_en_fa Thus shalt thou also speak to Shemaiah the Nehelamite, saying, و حاکم ایشان از خود ایشان بوده، سلطان ایشان از میان ایشان بیرون خواهد آمد و او را مقرب می‌گردانم تا نزدیک من بیاید زیرا خداوند می‌گوید: کیست که جرات کند نزد من آید؟ bible_en_fa Thus speaketh the LORD of hosts, the God of Israel, saying, Because thou hast sent letters in thy name unto all the people that are at Jerusalem, and to Zephaniah the son of Maaseiah the priest, and to all the priests, saying, و شما قوم من خواهید بود و من خدای شما خواهم بود. bible_en_fa The LORD hath made thee priest in the stead of Jehoiada the priest, that ye should be officers in the house of the LORD, for every man that is mad, and maketh himself a prophet, that thou shouldest put him in prison, and in the stocks. اینک باد شدید خداوند با حدت غضب وگردبادهای سخت بیرون می‌آید که بر سر شریران هجوم آورد.تا خداوند تدبیرات دل خود رابجا نیاورد و استوار نفرماید، حدت خشم اونخواهد برگشت. در ایام آخر این را خواهیدفهمید.» bible_en_fa Now therefore why hast thou not reproved Jeremiah of Anathoth, which maketh himself a prophet to you? تا خداوند تدبیرات دل خود رابجا نیاورد و استوار نفرماید، حدت خشم اونخواهد برگشت. در ایام آخر این را خواهیدفهمید.» bible_en_fa For therefore he sent unto us in Babylon, saying, This captivity is long: build ye houses, and dwell in them; and plant gardens, and eat the fruit of them. خداوند می‌گوید: «در آن زمان من خدای تمامی قبایل اسرائیل خواهم بود و ایشان قوم من خواهند بود. bible_en_fa And Zephaniah the priest read this letter in the ears of Jeremiah the prophet. خداوند چنین می‌گوید: قومی که از شمشیر رستند در بیابان فیض یافتند، هنگامی که من رفتم تا برای اسرائیل آرامگاهی پیدا کنم.» bible_en_fa Then came the word of the LORD unto Jeremiah, saying, خداوند از جای دور به من ظاهر شد (وگفت ): «با محبت ازلی تو را دوست داشتم، از این جهت تو را به رحمت جذب نمودم. bible_en_fa Send to all them of the captivity, saying, Thus saith the LORD concerning Shemaiah the Nehelamite; Because that Shemaiah hath prophesied unto you, and I sent him not, and he caused you to trust in a lie: ‌ای باکره اسرائیل تو را بار دیگر بنا خواهم کرد و تو بناخواهی شد و بار دیگر با دفهای خود خویشتن راخواهی آراست و در رقصهای مطربان بیرون خواهی آمد. bible_en_fa Therefore thus saith the LORD; Behold, I will punish Shemaiah the Nehelamite, and his seed: he shall not have a man to dwell among this people; neither shall he behold the good that I will do for my people, saith the LORD; because he hath taught rebellion against the LORD. بار دیگر تاکستانها بر کوههای سامره غرس خواهی نمود و غرس کنندگان غرس نموده، میوه آنها را خواهند خورد. bible_en_fa The word that came to Jeremiah from the LORD, saying, زیرا روزی خواهد بود که دیده بانان بر کوهستان افرایم نداخواهند کرد که برخیزید و نزد یهوه خدای خودبه صهیون برآییم.» bible_en_fa Thus speaketh the LORD God of Israel, saying, Write thee all the words that I have spoken unto thee in a book. زیرا خداوند چنین می‌گوید: «به جهت یعقوب به شادمانی ترنم نمایید و به جهت سر امت‌ها آواز شادی دهید. اعلام نماییدو تسبیح بخوانید و بگویید: ای خداوند قوم خودبقیه اسرائیل را نجات بده! bible_en_fa For, lo, the days come, saith the LORD, that I will bring again the captivity of my people Israel and Judah, saith the LORD: and I will cause them to return to the land that I gave to their fathers, and they shall possess it. اینک من ایشان را اززمین شمال خواهم آورد و از کرانه های زمین جمع خواهم نمود و با ایشان کوران و لنگان وآبستنان و زنانی که می‌زایند با هم گروه عظیمی به اینجا باز خواهند آمد. bible_en_fa And these are the words that the LORD spake concerning Israel and concerning Judah. با گریه خواهند آمد و من ایشان را با تضرعات خواهم آورد. نزد نهرهای آب ایشان را به راه صاف که در آن نخواهند لغزیدرهبری خواهم نمود زیرا که من پدر اسرائیل هستم و افرایم نخست زاده من است. bible_en_fa For thus saith the LORD; We have heard a voice of trembling, of fear, and not of peace. ‌ای امت‌ها کلام خداوند را بشنوید و در میان جزایربعیده اخبار نمایید و بگویید آنکه اسرائیل راپراکنده ساخت ایشان را جمع خواهد نمود وچنانکه شبان گله خود را (نگاه دارد) ایشان رامحافظت خواهد نمود. bible_en_fa Ask ye now, and see whether a man doth travail with child? wherefore do I see every man with his hands on his loins, as a woman in travail, and all faces are turned into paleness? زیرا خداوند یعقوب را فدیه داده و او را از دست کسی‌که از او قوی تربود رهانیده است. bible_en_fa Alas! for that day is great, so that none is like it: it is even the time of Jacob's trouble; but he shall be saved out of it. و ایشان آمده، بر بلندی صهیون خواهند سرایید و نزد احسان خداوندیعنی نزد غله و شیره و روغن و نتاج گله و رمه روان خواهند شد و جان ایشان مثل باغ سیرآب خواهد شد و بار دیگر هرگز غمگین نخواهندگشت. bible_en_fa For it shall come to pass in that day, saith the LORD of hosts, that I will break his yoke from off thy neck, and will burst thy bonds, and strangers shall no more serve themselves of him: آنگاه باکره‌ها به رقص شادی خواهندکرد و جوانان و پیران با یکدیگر. زیرا که من ماتم ایشان را به شادمانی مبدل خواهم کرد و ایشان را از المی که کشیده‌اند تسلی داده، فرحناک خواهم گردانید.» bible_en_fa But they shall serve the LORD their God, and David their king, whom I will raise up unto them. و خداوند می‌گوید: «جان کاهنان رااز پیه تر و تازه خواهم ساخت و قوم من از احسان من سیر خواهند شد.» bible_en_fa Therefore fear thou not, O my servant Jacob, saith the LORD; neither be dismayed, O Israel: for, lo, I will save thee from afar, and thy seed from the land of their captivity; and Jacob shall return, and shall be in rest, and be quiet, and none shall make him afraid. خداوند چنین می‌گوید: «آوازی در رامه شنیده شد ماتم و گریه بسیار تلخ که راحیل برای فرزندان خود گریه می‌کند و برای فرزندان خود تسلی نمی پذیرد زیرا که نیستند.» bible_en_fa For I am with thee, saith the LORD, to save thee: though I make a full end of all nations whither I have scattered thee, yet will I not make a full end of thee: but I will correct thee in measure, and will not leave thee altogether unpunished. خداوند چنین می‌گوید: «آواز خود را ازگریه و چشمان خویش را از اشک باز دار. زیراخداوند می‌فرماید که برای اعمال خود اجرت خواهی گرفت و ایشان از زمین دشمنان مراجعت خواهند نمود. bible_en_fa For thus saith the LORD, Thy bruise is incurable, and thy wound is grievous. و خداوند می‌گوید که به جهت عاقبت تو امید هست و فرزندانت به حدودخویش خواهند برگشت. bible_en_fa There is none to plead thy cause, that thou mayest be bound up: thou hast no healing medicines. به تحقیق افرایم راشنیدم که برای خود ماتم گرفته، می‌گفت: مراتنبیه نمودی و متنبه شدم مثل گوساله‌ای که کارآزموده نشده باشد. مرا برگردان تا برگردانیده شوم زیرا که تو یهوه خدای من هستی. bible_en_fa All thy lovers have forgotten thee; they seek thee not; for I have wounded thee with the wound of an enemy, with the chastisement of a cruel one, for the multitude of thine iniquity; because thy sins were increased. به درستی که بعد از آنکه برگردانیده شدم پشیمان گشتم و بعد از آنکه تعلیم یافتم بر ران خود زدم. خجل شدم و رسوایی هم کشیدم چونکه عارجوانی خویش را متحمل گردیدم. bible_en_fa Why criest thou for thine affliction? thy sorrow is incurable for the multitude of thine iniquity: because thy sins were increased, I have done these things unto thee. آیا افرایم پسر عزیز من یا ولد ابتهاج من است؟ زیرا هر گاه به ضد او سخن می‌گویم او را تا بحال به یادمی آورم. بنابراین خداوند می‌گوید که احشای من برای او به حرکت می‌آید و هر آینه بر او ترحم خواهم نمود. bible_en_fa Therefore all they that devour thee shall be devoured; and all thine adversaries, every one of them, shall go into captivity; and they that spoil thee shall be a spoil, and all that prey upon thee will I give for a prey. نشانه‌ها برای خود نصب نما وعلامت‌ها به جهت خویشتن برپا کن و دل خود رابسوی شاه راه به راهی که رفته‌ای متوجه ساز. ای باکره اسرائیل برگرد و به این شهرهای خود مراجعت نما. bible_en_fa For I will restore health unto thee, and I will heal thee of thy wounds, saith the LORD; because they called thee an Outcast, saying, This is Zion, whom no man seeketh after. ‌ای دختر مرتد تا به کی به اینطرف و به آنطرف گردش خواهی نمود؟ زیراخداوند امر تازه‌ای در جهان ابداع نموده است که زن مرد را احاطه خواهد کرد.» bible_en_fa Thus saith the LORD; Behold, I will bring again the captivity of Jacob's tents, and have mercy on his dwellingplaces; and the city shall be builded upon her own heap, and the palace shall remain after the manner thereof. یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: «بار دیگر هنگامی که اسیران ایشان رابرمی گردانم، این کلام را در زمین یهودا وشهرهایش خواهند گفت که‌ای مسکن عدالت وای کوه قدوسیت، خداوند تو را مبارک سازد. bible_en_fa And out of them shall proceed thanksgiving and the voice of them that make merry: and I will multiply them, and they shall not be few; I will also glorify them, and they shall not be small. ویهودا و تمامی شهرهایش با هم و فلاحان و آنانی که با گله‌ها گردش می‌کنند، در آن ساکن خواهندشد. bible_en_fa Their children also shall be as aforetime, and their congregation shall be established before me, and I will punish all that oppress them. زیرا که جان خستگان را تازه ساخته‌ام وجان همه محزونان را سیر کرده‌ام.» bible_en_fa And their nobles shall be of themselves, and their governor shall proceed from the midst of them; and I will cause him to draw near, and he shall approach unto me: for who is this that engaged his heart to approach unto me? saith the LORD. در این حال بیدار شدم و نگریستم و خوابم برای من شیرین بود. bible_en_fa And ye shall be my people, and I will be your God. اینک خداوند می‌گوید: «ایامی می‌آید که خاندان اسرائیل و خاندان یهودا را به بذر انسان وبذر حیوان خواهم کاشت. bible_en_fa Behold, the whirlwind of the LORD goeth forth with fury, a continuing whirlwind: it shall fall with pain upon the head of the wicked. و واقع خواهد شدچنانکه بر ایشان برای کندن و خراب نمودن ومنهدم ساختن و هلاک کردن و بلا رسانیدن مراقبت نمودم، به همینطور خداوند می‌گوید برایشان برای بنا نمودن و غرس کردن مراقب خواهم شد. bible_en_fa The fierce anger of the LORD shall not return, until he have done it, and until he have performed the intents of his heart: in the latter days ye shall consider it. و در آن ایام بار دیگر نخواهندگفت که پدران انگور ترش خوردند و دندان پسران کند گردید. bible_en_fa At the same time, saith the LORD, will I be the God of all the families of Israel, and they shall be my people. بلکه هر کس به گناه خودخواهد مرد و هر‌که انگور ترش خورد دندان وی کند خواهد شد.» bible_en_fa Thus saith the LORD, The people which were left of the sword found grace in the wilderness; even Israel, when I went to cause him to rest. خداوند می‌گوید: «اینک ایامی می‌آید که باخاندان اسرائیل و خاندان یهودا عهد تازه‌ای خواهم بست. bible_en_fa The LORD hath appeared of old unto me, saying, Yea, I have loved thee with an everlasting love: therefore with lovingkindness have I drawn thee. نه مثل آن عهدی که با پدران ایشان بستم در روزی که ایشان را دستگیری نمودم تا از زمین مصر بیرون آورم زیرا که ایشان عهد مرا شکستند، با آنکه خداوند می‌گوید من شوهر ایشان بودم.» bible_en_fa Again I will build thee, and thou shalt be built, O virgin of Israel: thou shalt again be adorned with thy tabrets, and shalt go forth in the dances of them that make merry. اما خداوند می‌گوید: «اینست عهدی که بعد از این ایام با خاندان اسرائیل خواهم بست. شریعت خود را در باطن ایشان خواهم نهاد و آن را بر دل ایشان خواهم نوشت و من خدای ایشان خواهم بود و ایشان قوم من خواهند بود. bible_en_fa Thou shalt yet plant vines upon the mountains of Samaria: the planters shall plant, and shall eat them as common things. و بار دیگر کسی به همسایه‌اش و شخصی به برادرش تعلیم نخواهدداد و نخواهد گفت خداوند را بشناس. زیراخداوند می‌گوید: جمیع ایشان از خرد و بزرگ مرا خواهند شناخت، چونکه عصیان ایشان راخواهم آمرزید و گناه ایشان را دیگر به یادنخواهم آورد.» bible_en_fa For there shall be a day, that the watchmen upon the mount Ephraim shall cry, Arise ye, and let us go up to Zion unto the LORD our God. خداوند که آفتاب را به جهت روشنایی روز و قانونهای ماه و ستارگان را برای روشنایی شب قرار داده است و دریا را به حرکت می‌آورد تاامواجش خروش نمایند و اسم او یهوه صبایوت می‌باشد، چنین می‌گوید. bible_en_fa For thus saith the LORD; Sing with gladness for Jacob, and shout among the chief of the nations: publish ye, praise ye, and say, O LORD, save thy people, the remnant of Israel. پس خداوندمی گوید: «اگر این قانونها از حضور من برداشته شود، آنگاه ذریت اسرائیل نیز زایل خواهند شدتا به حضور من قوم دایمی نباشند.» bible_en_fa Behold, I will bring them from the north country, and gather them from the coasts of the earth, and with them the blind and the lame, the woman with child and her that travaileth with child together: a great company shall return thither. خداوندچنین می‌گوید: «اگر آسمانهای علوی پیموده شوند و اساس زمین سفلی را تفحص توان نمود، آنگاه من نیز تمامی ذریت اسرائیل را به‌سبب آنچه عمل نمودند ترک خواهم کرد. کلام خداوند این است.» bible_en_fa They shall come with weeping, and with supplications will I lead them: I will cause them to walk by the rivers of waters in a straight way, wherein they shall not stumble: for I am a father to Israel, and Ephraim is my firstborn. یهوه می‌گوید: «اینک ایامی می‌آید که این شهر از برج حننئیل تا دروازه زاویه بنا خواهدشد. bible_en_fa Hear the word of the LORD, O ye nations, and declare it in the isles afar off, and say, He that scattered Israel will gather him, and keep him, as a shepherd doth his flock. و ریسمان کار به خط مستقیم تا تل جارب بیرون خواهد رفت و بسوی جوعت دور خواهدزد.و تمامی وادی لاشها و خاکستر و تمامی زمینها تا وادی قدرون و بطرف مشرق تا زاویه دروازه اسبان، برای خداوند مقدس خواهد شد وبار دیگر تا ابدالاباد کنده و منهدم نخواهدگردید.» bible_en_fa For the LORD hath redeemed Jacob, and ransomed him from the hand of him that was stronger than he. و تمامی وادی لاشها و خاکستر و تمامی زمینها تا وادی قدرون و بطرف مشرق تا زاویه دروازه اسبان، برای خداوند مقدس خواهد شد وبار دیگر تا ابدالاباد کنده و منهدم نخواهدگردید.» bible_en_fa Therefore they shall come and sing in the height of Zion, and shall flow together to the goodness of the LORD, for wheat, and for wine, and for oil, and for the young of the flock and of the herd: and their soul shall be as a watered garden; and they shall not sorrow any more at all. کلامی که در سال دهم صدقیا پادشاه یهودا که سال هجدهم نبوکدرصر باشداز جانب خداوند بر ارمیا نازل شد. bible_en_fa Then shall the virgin rejoice in the dance, both young men and old together: for I will turn their mourning into joy, and will comfort them, and make them rejoice from their sorrow. و در آن وقت لشکر پادشاه بابل اورشلیم را محاصره کرده بودندو ارمیا نبی در صحن زندانی که در خانه پادشاه یهودا بود محبوس بود. bible_en_fa And I will satiate the soul of the priests with fatness, and my people shall be satisfied with my goodness, saith the LORD. زیرا صدقیا پادشاه یهودا او را به زندان انداخته، گفت: «چرا نبوت می‌کنی و می‌گویی که خداوند چنین می‌فرماید. اینک من این شهر را به‌دست پادشاه بابل تسلیم خواهم کرد و آن را تسخیر خواهد نمود. bible_en_fa Thus saith the LORD; A voice was heard in Ramah, lamentation, and bitter weeping; Rahel weeping for her children refused to be comforted for her children, because they were not. وصدقیا پادشاه یهودا از دست کلدانیان نخواهدرست بلکه البته به‌دست پادشاه بابل تسلیم شده، دهانش با دهان وی تکلم خواهد نمود و چشمش چشم وی را خواهد دید. bible_en_fa Thus saith the LORD; Refrain thy voice from weeping, and thine eyes from tears: for thy work shall be rewarded, saith the LORD; and they shall come again from the land of the enemy. و خداوند می‌گوید که صدقیا را به بابل خواهد برد و او در آنجا تا حینی که از او تفقد نمایم خواهد ماند. زیرا که شما باکلدانیان جنگ خواهید کرد، اما کامیاب نخواهیدشد.» bible_en_fa And there is hope in thine end, saith the LORD, that thy children shall come again to their own border. و ارمیا گفت: «کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa I have surely heard Ephraim bemoaning himself thus; Thou hast chastised me, and I was chastised, as a bullock unaccustomed to the yoke: turn thou me, and I shall be turned; for thou art the LORD my God. اینک حنمئیل پسر عموی تو شلوم نزد تو آمده، خواهد گفت مزرعه مرا که در عناتوت است برای خود بخر زیرا حق انفکاک از آن تواست که آن را بخری.» bible_en_fa Surely after that I was turned, I repented; and after that I was instructed, I smote upon my thigh: I was ashamed, yea, even confounded, because I did bear the reproach of my youth. پس حنمئیل پسر عموی من بر وفق کلام خداوند نزد من در صحن زندان آمده، مرا گفت: «تمنا اینکه مزرعه مرا که در عناتوت در زمین بنیامین است بخری زیرا که حق ارثیت و حق انفکاکش از آن تو است پس آن را برای خودبخر.» آنگاه دانستم که این کلام از جانب خداونداست. bible_en_fa Is Ephraim my dear son? is he a pleasant child? for since I spake against him, I do earnestly remember him still: therefore my bowels are troubled for him; I will surely have mercy upon him, saith the LORD. پس مرزعه‌ای را که در عناتوت بود ازحنمئیل پسر عموی خود خریدم و وجه آن راهفده مثقال نقره برای وی وزن نمودم. bible_en_fa Set thee up waymarks, make thee high heaps: set thine heart toward the highway, even the way which thou wentest: turn again, O virgin of Israel, turn again to these thy cities. و قباله را نوشته، مهر کردم و شاهدان گرفته، نقره را درمیزان وزن نمودم. bible_en_fa How long wilt thou go about, O thou backsliding daughter? for the LORD hath created a new thing in the earth, A woman shall compass a man. پس قباله های خرید را هم آن را که برحسب شریعت و فریضه مختوم بود وهم آن را که باز بود گرفتم. bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts, the God of Israel; As yet they shall use this speech in the land of Judah and in the cities thereof, when I shall bring again their captivity; The LORD bless thee, O habitation of justice, and mountain of holiness. و قباله خرید را به باروک بن نیریا ابن محسیا به حضور پسر عموی خود حنمئیل و به حضور شهودی که قباله خریدرا امضا کرده بودند و به حضور همه یهودیانی که در صحن زندان نشسته بودند، سپردم. bible_en_fa And there shall dwell in Judah itself, and in all the cities thereof together, husbandmen, and they that go forth with flocks. و باروک را به حضور ایشان وصیت کرده، گفتم: bible_en_fa For I have satiated the weary soul, and I have replenished every sorrowful soul. «یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: این قباله‌ها یعنی قباله این خرید را، هم آن را که مختوم است و هم آن را که باز است، بگیرو آنها را در ظرف سفالین بگذار تا روزهای بسیاربماند. bible_en_fa Upon this I awaked, and beheld; and my sleep was sweet unto me. زیرا یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: دیگرباره خانه‌ها و مزرعه‌ها وتاکستانها در این زمین خریده خواهد شد.» bible_en_fa Behold, the days come, saith the LORD, that I will sow the house of Israel and the house of Judah with the seed of man, and with the seed of beast. و بعد از آنکه قباله خرید را به باروک بن نیریا داده بودم، نزد خداوند تضرع نموده، گفتم: bible_en_fa And it shall come to pass, that like as I have watched over them, to pluck up, and to break down, and to throw down, and to destroy, and to afflict; so will I watch over them, to build, and to plant, saith the LORD. «آه‌ای خداوند یهوه اینک تو آسمان و زمین رابه قوت عظیم و بازوی بلند خود آفریدی وچیزی برای تو مشکل نیست bible_en_fa In those days they shall say no more, The fathers have eaten a sour grape, and the children's teeth are set on edge. که به هزاران احسان می‌نمایی و عقوبت گناه پدران را به آغوش پسرانشان بعد از ایشان می‌رسانی! خدای عظیم جبار که اسم تو یهوه صبایوت می‌باشد. bible_en_fa But every one shall die for his own iniquity: every man that eateth the sour grape, his teeth shall be set on edge. عظیم المشورت و قوی العمل که چشمانت برتمامی راههای بنی آدم مفتوح است تا بهر کس برحسب راههایش و بر وفق ثمره اعمالش جزادهی. bible_en_fa Behold, the days come, saith the LORD, that I will make a new covenant with the house of Israel, and with the house of Judah: که آیات و علامات در زمین مصر و دراسرائیل و در میان مردمان تا امروز قرار دادی و ازبرای خود مثل امروز اسمی پیدا نمودی. bible_en_fa Not according to the covenant that I made with their fathers in the day that I took them by the hand to bring them out of the land of Egypt; which my covenant they brake, although I was an husband unto them, saith the LORD: وقوم خود اسرائیل را به آیات و علامات و به‌دست قوی و بازوی بلند و هیبت عظیم از زمین مصربیرون آوردی. bible_en_fa But this shall be the covenant that I will make with the house of Israel; After those days, saith the LORD, I will put my law in their inward parts, and write it in their hearts; and will be their God, and they shall be my people. و این زمین را که برای پدران ایشان قسم خوردی که به ایشان بدهی به ایشان دادی. زمینی که به شیر و شهد جاری است. bible_en_fa And they shall teach no more every man his neighbour, and every man his brother, saying, Know the LORD: for they shall all know me, from the least of them unto the greatest of them, saith the LORD; for I will forgive their iniquity, and I will remember their sin no more. وایشان چون داخل شده، آن را به تصرف آوردندکلام تو را نشنیدند و به شریعت تو سلوک ننمودند و به آنچه ایشان را امر فرمودی که بکنندعمل ننمودند. بنابراین تو تمام این بلا را به ایشان وارد آوردی. bible_en_fa Thus saith the LORD, which giveth the sun for a light by day, and the ordinances of the moon and of the stars for a light by night, which divideth the sea when the waves thereof roar; The LORD of hosts is his name: اینک سنگرها به شهر رسیده است تا آن را تسخیر نمایند و شهر به‌دست کلدانیانی که با آن جنگ می‌کنند به شمشیر وقحط و وبا تسلیم می‌شود و آنچه گفته بودی واقع شده است و اینک تو آن را می‌بینی. bible_en_fa If those ordinances depart from before me, saith the LORD, then the seed of Israel also shall cease from being a nation before me for ever. و تو‌ای خداوند یهوه به من گفتی که این مزرعه را برای خود به نقره بخر و شاهدان بگیر و حال آنکه شهربه‌دست کلدانیان تسلیم شده است.» bible_en_fa Thus saith the LORD; If heaven above can be measured, and the foundations of the earth searched out beneath, I will also cast off all the seed of Israel for all that they have done, saith the LORD. پس کلام خداوند به ارمیا نازل شده، گفت: bible_en_fa Behold, the days come, saith the LORD, that the city shall be built to the LORD from the tower of Hananeel unto the gate of the corner. «اینک من یهوه خدای تمامی بشر هستم. آیاهیچ امر برای من مشکل می‌باشد؟ bible_en_fa And the measuring line shall yet go forth over against it upon the hill Gareb, and shall compass about to Goath. بنابراین خداوند چنین می‌گوید: اینک من این شهر را به‌دست کلدانیان و به‌دست نبوکدرصر پادشاه بابل تسلیم می‌کنم و او آن را خواهد گرفت. bible_en_fa And the whole valley of the dead bodies, and of the ashes, and all the fields unto the brook of Kidron, unto the corner of the horse gate toward the east, shall be holy unto the LORD; it shall not be plucked up, nor thrown down any more for ever. وکلدانیانی که با این شهر جنگ می‌کنند آمده، این شهر را آتش خواهند زد و آن را با خانه هایی که بربامهای آنها برای بعل بخور‌سوزانیدند و هدایای ریختنی برای خدایان غیر ریخته خشم مرابهیجان آوردند، خواهند سوزانید. bible_en_fa The word that came to Jeremiah from the LORD in the tenth year of Zedekiah king of Judah, which was the eighteenth year of Nebuchadrezzar. زیرا که بنی‌اسرائیل و بنی یهودا از طفولیت خود پیوسته شرارت ورزیدند و خداوند می‌گوید که بنی‌اسرائیل به اعمال دستهای خود خشم مرادایم بهیجان آوردند. bible_en_fa For then the king of Babylon's army besieged Jerusalem: and Jeremiah the prophet was shut up in the court of the prison, which was in the king of Judah's house. زیرا که این شهر ازروزی که آن را بنا کردند تا امروز باعث هیجان خشم و غضب من بوده است تا آن را از حضورخود دور اندازم. bible_en_fa For Zedekiah king of Judah had shut him up, saying, Wherefore dost thou prophesy, and say, Thus saith the LORD, Behold, I will give this city into the hand of the king of Babylon, and he shall take it; به‌سبب تمام شرارتی که بنی‌اسرائیل و بنی یهودا، ایشان و پادشاهان وسروران و کاهنان و انبیای ایشان و مردان یهودا وساکنان اورشلیم کرده، خشم مرا بهیجان آورده‌اند. bible_en_fa And Zedekiah king of Judah shall not escape out of the hand of the Chaldeans, but shall surely be delivered into the hand of the king of Babylon, and shall speak with him mouth to mouth, and his eyes shall behold his eyes; و پشت به من داده‌اند و نه رو. و هرچند ایشان را تعلیم دادم بلکه صبح زودبرخاسته، تعلیم دادم لیکن گوش نگرفتند وتادیب نپذیرفتند. bible_en_fa And he shall lead Zedekiah to Babylon, and there shall he be until I visit him, saith the LORD: though ye fight with the Chaldeans, ye shall not prosper? بلکه رجاسات خود را درخانه‌ای که به اسم من مسمی است برپا کرده، آن رانجس ساختند. bible_en_fa And Jeremiah said, The word of the LORD came unto me, saying, و مکان های بلند بعل را که دروادی ابن هنوم است بنا کردند تا پسران و دختران خود را برای مولک از آتش بگذرانند. عملی که ایشان را امر نفرمودم و به‌خاطرم خطور ننمود که چنین رجاسات را بجا آورده، یهودا را مرتکب گناه گردانند. bible_en_fa Behold, Hanameel the son of Shallum thine uncle shall come unto thee, saying, Buy thee my field that is in Anathoth: for the right of redemption is thine to buy it. پس الان از این سبب یهوه خدای اسرائیل در حق این شهر‌که شما درباره‌اش می‌گویید که به‌دست پادشاه بابل به شمشیر و قحط و وبا تسلیم شده است، چنین می‌فرماید: bible_en_fa So Hanameel mine uncle's son came to me in the court of the prison according to the word of the LORD, and said unto me, Buy my field, I pray thee, that is in Anathoth, which is in the country of Benjamin: for the right of inheritance is thine, and the redemption is thine; buy it for thyself. Then I knew that this was the word of the LORD. «اینک من ایشان را از همه زمینهایی که ایشان را در خشم و حدت و غضب عظیم خود رانده‌ام جمع خواهم کرد وایشان را به این مکان باز آورده، به اطمینان ساکن خواهم گردانید. bible_en_fa And I bought the field of Hanameel my uncle's son, that was in Anathoth, and weighed him the money, even seventeen shekels of silver. و ایشان قوم من خواهند بود ومن خدای ایشان خواهم بود. bible_en_fa And I subscribed the evidence, and sealed it, and took witnesses, and weighed him the money in the balances. و ایشان را یک دل و یک طریق خواهم داد تا به جهت خیریت خویش و پسران خویش که بعد از ایشان خواهندبود همیشه اوقات از من بترسند. bible_en_fa So I took the evidence of the purchase, both that which was sealed according to the law and custom, and that which was open: و عهدجاودانی با ایشان خواهم بست که از احسان نمودن به ایشان برنخواهم گشت و ترس خود رادر دل ایشان خواهم نهاد تا از من دوری نورزند. bible_en_fa And I gave the evidence of the purchase unto Baruch the son of Neriah, the son of Maaseiah, in the sight of Hanameel mine uncle's son, and in the presence of the witnesses that subscribed the book of the purchase, before all the Jews that sat in the court of the prison. و از احسان نمودن به ایشان مسرور خواهم شد و ایشان را براستی و به تمامی دل و جان خوددر این زمین غرس خواهم نمود. bible_en_fa And I charged Baruch before them, saying, زیرا خداوندچنین می‌گوید: به نوعی که تمامی این بلای عظیم را به این قوم رسانیدم، همچنان تمامی احسانی راکه به ایشان وعده داده‌ام به ایشان خواهم رسانید. bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts, the God of Israel; Take these evidences, this evidence of the purchase, both which is sealed, and this evidence which is open; and put them in an earthen vessel, that they may continue many days. و در این زمین که شما درباره‌اش می‌گویید که ویران و از انسان و بهایم خالی شده و به‌دست کلدانیان تسلیم گردیده است، مزرعه‌ها خریده خواهد شد.و مزرعه‌ها به نقره خریده، قباله هاخواهند نوشت و مختوم خواهند نمود و شاهدان خواهند گرفت، در زمین بنیامین و حوالی اورشلیم و شهرهای یهودا و در شهرهای کوهستان و شهرهای همواری و شهرهای جنوب زیرا خداوند می‌گوید اسیران ایشان را باز خواهم آورد.» bible_en_fa For thus saith the LORD of hosts, the God of Israel; Houses and fields and vineyards shall be possessed again in this land. و مزرعه‌ها به نقره خریده، قباله هاخواهند نوشت و مختوم خواهند نمود و شاهدان خواهند گرفت، در زمین بنیامین و حوالی اورشلیم و شهرهای یهودا و در شهرهای کوهستان و شهرهای همواری و شهرهای جنوب زیرا خداوند می‌گوید اسیران ایشان را باز خواهم آورد.» bible_en_fa Now when I had delivered the evidence of the purchase unto Baruch the son of Neriah, I prayed unto the LORD, saying, و هنگامی که ارمیا در صحن زندان محبوس بود کلام خداوند بار دیگر براو نازل شده، گفت: bible_en_fa Ah Lord GOD! behold, thou hast made the heaven and the earth by thy great power and stretched out arm, and there is nothing too hard for thee: «خداوند که این کار رامی کند و خداوند که آن را مصور ساخته، مستحکم می‌سازد و اسم او یهوه است چنین می‌گوید: bible_en_fa Thou shewest lovingkindness unto thousands, and recompensest the iniquity of the fathers into the bosom of their children after them: the Great, the Mighty God, the LORD of hosts, is his name, مرا بخوان و تو را اجابت خواهم نمودو تو را از چیزهای عظیم و مخفی که آنها راندانسته‌ای مخبر خواهم ساخت. bible_en_fa Great in counsel, and mighty in work: for thine eyes are open upon all the ways of the sons of men: to give every one according to his ways, and according to the fruit of his doings: زیرا که یهوه خدای اسرائیل درباره خانه های این شهر و درباره خانه های پادشاهان یهودا که در مقابل سنگرها ومنجنیقها منهدم شده است، bible_en_fa Which hast set signs and wonders in the land of Egypt, even unto this day, and in Israel, and among other men; and hast made thee a name, as at this day; و می‌آیند تا باکلدانیان مقاتله نمایند و آنها را به لاشهای کسانی که من در خشم و غضب خود ایشان را کشتم پرمی کنند. زیرا که روی خود را از این شهر به‌سبب تمامی شرارت ایشان مستور ساخته‌ام. bible_en_fa And hast brought forth thy people Israel out of the land of Egypt with signs, and with wonders, and with a strong hand, and with a stretched out arm, and with great terror; اینک به این شهر عافیت و علاج باز خواهم داد و ایشان راشفا خواهم بخشید و فراوانی سلامتی و امانت رابه ایشان خواهم رسانید. bible_en_fa And hast given them this land, which thou didst swear to their fathers to give them, a land flowing with milk and honey; و اسیران یهودا واسیران اسرائیل را باز آورده، ایشان را مثل اول بناخواهم نمود. bible_en_fa And they came in, and possessed it; but they obeyed not thy voice, neither walked in thy law; they have done nothing of all that thou commandedst them to do: therefore thou hast caused all this evil to come upon them: و ایشان را از تمامی گناهانی که به من ورزیده‌اند، طاهر خواهم ساخت و تمامی تقصیرهای ایشان را که بدانها بر من گناه ورزیده واز من تجاوز کرده‌اند، خواهم آمرزید. bible_en_fa Behold the mounts, they are come unto the city to take it; and the city is given into the hand of the Chaldeans, that fight against it, because of the sword, and of the famine, and of the pestilence: and what thou hast spoken is come to pass; and, behold, thou seest it. و این شهر برای من اسم شادمانی و تسبیح و جلال خواهد بود نزد جمیع امت های زمین که چون آنهاهمه احسانی را که به ایشان نموده باشم بشنوندخواهند ترسید. و به‌سبب تمام این احسان وتمامی سلامتی که من به ایشان رسانیده باشم خواهند لرزید. bible_en_fa And thou hast said unto me, O Lord GOD, Buy thee the field for money, and take witnesses; for the city is given into the hand of the Chaldeans. خداوند چنین می‌گوید که دراین مکان که شما درباره‌اش می‌گویید که آن ویران و خالی از انسان و بهایم است یعنی در شهرهای یهودا و کوچه های اورشلیم که ویران و خالی ازانسان و ساکنان و بهایم است، bible_en_fa Then came the word of the LORD unto Jeremiah, saying, در آنها آوازشادمانی و آواز سرور و آواز داماد و آواز عروس و آواز کسانی که می‌گویند یهوه صبایوت راتسبیح بخوانید زیرا خداوند نیکو است و رحمت او تا ابدالاباد است، بار دیگر شنیده خواهد شد وآواز آنانی که هدایای تشکر به خانه خداوندمی آورند. زیرا خداوند می‌گوید اسیران این زمین را مثل سابق باز خواهم آورد. bible_en_fa Behold, I am the LORD, the God of all flesh: is there any thing too hard for me? یهوه صبایوت چنین می‌گوید: در اینجایی که ویران و از انسان وبهایم خالی است و در همه شهرهایش بار دیگرمسکن شبانانی که گله‌ها را می‌خوابانند خواهدبود. bible_en_fa Therefore thus saith the LORD; Behold, I will give this city into the hand of the Chaldeans, and into the hand of Nebuchadrezzar king of Babylon, and he shall take it: و خداوند می‌گوید که در شهرهای کوهستان و شهرهای همواری و شهرهای جنوب و در زمین بنیامین و در حوالی اورشلیم وشهرهای یهودا گوسفندان بار دیگر از زیردست شمارندگان خواهند گذشت. bible_en_fa And the Chaldeans, that fight against this city, shall come and set fire on this city, and burn it with the houses, upon whose roofs they have offered incense unto Baal, and poured out drink offerings unto other gods, to provoke me to anger. اینک خداوندمی گوید: ایامی می‌آید که آن وعده نیکو را که درباره خاندان اسرائیل و خاندان یهودا دادم وفاخواهم نمود. bible_en_fa For the children of Israel and the children of Judah have only done evil before me from their youth: for the children of Israel have only provoked me to anger with the work of their hands, saith the LORD. در آن ایام و در آن زمان شاخه عدالت برای داود خواهم رویانید و او انصاف وعدالت را در زمین جاری خواهد ساخت. bible_en_fa For this city hath been to me as a provocation of mine anger and of my fury from the day that they built it even unto this day; that I should remove it from before my face, درآن ایام یهودا نجات خواهد یافت و اورشلیم به امنیت مسکون خواهد شد و اسمی که به آن نامیده می‌شود این است: یهوه صدقینو. bible_en_fa Because of all the evil of the children of Israel and of the children of Judah, which they have done to provoke me to anger, they, their kings, their princes, their priests, and their prophets, and the men of Judah, and the inhabitants of Jerusalem. زیرا خداوند چنین می‌گوید که از داود کسی‌که برکرسی خاندان اسرائیل بنشیند کم نخواهد شد. bible_en_fa And they have turned unto me the back, and not the face: though I taught them, rising up early and teaching them, yet they have not hearkened to receive instruction. و از لاویان کهنه کسی‌که قربانی های سوختنی بگذراند و هدایای آردی بسوزاند وذبایح همیشه ذبح نماید از حضور من کم نخواهدشد.» bible_en_fa But they set their abominations in the house, which is called by my name, to defile it. و کلام خداوند بر ارمیا نازل شده، گفت: bible_en_fa And they built the high places of Baal, which are in the valley of the son of Hinnom, to cause their sons and their daughters to pass through the fire unto Molech; which I commanded them not, neither came it into my mind, that they should do this abomination, to cause Judah to sin. «خداوند چنین می‌گوید: اگر عهد مرا با روز وعهد مرا با شب باطل توانید کرد که روز و شب دروقت خود نشود، bible_en_fa And now therefore thus saith the LORD, the God of Israel, concerning this city, whereof ye say, It shall be delivered into the hand of the king of Babylon by the sword, and by the famine, and by the pestilence; آنگاه عهد من با بنده من داودباطل خواهد شد تا برایش پسری که بر کرسی اوسلطنت نماید نباشد و با لاویان کهنه که خادم من می‌باشند. bible_en_fa Behold, I will gather them out of all countries, whither I have driven them in mine anger, and in my fury, and in great wrath; and I will bring them again unto this place, and I will cause them to dwell safely: چنانکه لشکر آسمان را نتوان شمردو ریگ دریا را قیاس نتوان کرد، همچنان ذریت بنده خود داود و لاویان را که مرا خدمت می‌نمایند زیاده خواهم گردانید.» bible_en_fa And they shall be my people, and I will be their God: و کلام خداوند بر ارمیا نازل شده، گفت: bible_en_fa And I will give them one heart, and one way, that they may fear me for ever, for the good of them, and of their children after them: «آیا نمی بینی که این قوم چه حرف می‌زنند؟ می‌گویند که خداوند آن دو خاندان را که برگزیده بود ترک نموده است. پس قوم مرا خوارمی شمارند که در نظر ایشان دیگر قومی نباشند. bible_en_fa And I will make an everlasting covenant with them, that I will not turn away from them, to do them good; but I will put my fear in their hearts, that they shall not depart from me. خداوند چنین می‌گوید: اگر عهد من با روز وشب نمی بود و قانون های آسمان و زمین را قرارنمی دادم،آنگاه نیز ذریت یعقوب ونسل بنده خود داود را ترک می‌نمودم و از ذریت او بر اولادابراهیم و اسحاق و یعقوب حاکمان نمی گرفتم. زیرا که اسیران ایشان را باز خواهم آورد و برایشان ترحم خواهم نمود.» bible_en_fa Yea, I will rejoice over them to do them good, and I will plant them in this land assuredly with my whole heart and with my whole soul. آنگاه نیز ذریت یعقوب ونسل بنده خود داود را ترک می‌نمودم و از ذریت او بر اولادابراهیم و اسحاق و یعقوب حاکمان نمی گرفتم. زیرا که اسیران ایشان را باز خواهم آورد و برایشان ترحم خواهم نمود.» bible_en_fa For thus saith the LORD; Like as I have brought all this great evil upon this people, so will I bring upon them all the good that I have promised them. کلامی که از جانب خداوند در حینی که نبوکدنصر پادشاه بابل و تمامی لشکرش و جمیع ممالک جهان که زیر حکم اوبودند و جمیع قومها با اورشلیم و تمامی شهرهایش جنگ می‌نمودند بر ارمیا نازل شده، گفت: bible_en_fa And fields shall be bought in this land, whereof ye say, It is desolate without man or beast; it is given into the hand of the Chaldeans. «یهوه خدای اسرائیل چنین می‌گوید: بروو صدقیا پادشاه یهودا را خطاب کرده، وی را بگوخداوند چنین می‌فرماید: اینک من این شهر را به‌دست پادشاه بابل تسلیم می‌کنم و او آن را به آتش خواهد سوزانید. bible_en_fa Men shall buy fields for money, and subscribe evidences, and seal them, and take witnesses in the land of Benjamin, and in the places about Jerusalem, and in the cities of Judah, and in the cities of the mountains, and in the cities of the valley, and in the cities of the south: for I will cause their captivity to return, saith the LORD. و تو از دستش نخواهی رست. بلکه البته گرفتار شده، به‌دست او تسلیم خواهی گردید و چشمان تو چشمان پادشاه بابل راخواهد دید و دهانش با دهان تو گفتگو خواهدکرد و به بابل خواهی رفت. bible_en_fa Moreover the word of the LORD came unto Jeremiah the second time, while he was yet shut up in the court of the prison, saying, لیکن‌ای صدقیاپادشاه یهودا کلام خداوند را بشنو. خداونددرباره تو چنین می‌گوید: به شمشیر نخواهی مرد، bible_en_fa Thus saith the LORD the maker thereof, the LORD that formed it, to establish it; the LORD is his name; بلکه بسلامتی خواهی مرد. و چنانکه برای پدرانت یعنی پادشاهان پیشین که قبل از تو بودند(عطریات ) سوزانیدند، همچنان برای تو خواهندسوزانید و برای تو ماتم گرفته، خواهند گفت: آه‌ای آقا. زیرا خداوند می‌گوید: من این سخن راگفتم.» bible_en_fa Call unto me, and I will answer thee, and shew thee great and mighty things, which thou knowest not. پس ارمیا نبی تمامی این سخنان را به صدقیاپادشاه یهودا در اورشلیم گفت، bible_en_fa For thus saith the LORD, the God of Israel, concerning the houses of this city, and concerning the houses of the kings of Judah, which are thrown down by the mounts, and by the sword; هنگامی که لشکر پادشاه بابل با اورشلیم و با همه شهرهای باقی یهود یعنی با لاکیش و عزیقه جنگ می‌نمودند. زیرا که این دو شهر از شهرهای حصاردار یهودا فقط باقی‌مانده بود. bible_en_fa They come to fight with the Chaldeans, but it is fill them with the dead bodies of men, whom I have slain in mine anger and in my fury, and for all whose wickedness I have hid my face from this city. کلامی که ازجانب خداوند بر ارمیا نازل شد بعد از آنکه صدقیا پادشاه با تمامی قومی که در اورشلیم بودند عهد بست که ایشان به آزادی ندا نمایند، bible_en_fa Behold, I will bring it health and cure, and I will cure them, and will reveal unto them the abundance of peace and truth. تا هر کس غلام عبرانی خود و هر کس کنیزعبرانیه خویش را به آزادی رها کند و هیچکس برادر یهود خویش را غلام خود نسازد. bible_en_fa And I will cause the captivity of Judah and the captivity of Israel to return, and will build them, as at the first. پس جمیع سروران و تمامی قومی که داخل این عهدشدند اطاعت نموده، هر کدام غلام خود را و هرکدام کنیز خویش را به آزادی رها کردند و ایشان را دیگر به غلامی نگاه نداشتند بلکه اطاعت نموده، ایشان را رهایی دادند. bible_en_fa And I will cleanse them from all their iniquity, whereby they have sinned against me; and I will pardon all their iniquities, whereby they have sinned, and whereby they have transgressed against me. لکن بعد از آن ایشان برگشته، غلامان و کنیزان خود را که به آزادی رها کرده بودند، باز آوردند و ایشان را به عنف به غلامی و کنیزی خود گرفتند. bible_en_fa And it shall be to me a name of joy, a praise and an honour before all the nations of the earth, which shall hear all the good that I do unto them: and they shall fear and tremble for all the goodness and for all the prosperity that I procure unto it. و کلام خداوند بر ارمیا از جانب خداوندنازل شده، گفت: bible_en_fa Thus saith the LORD; Again there shall be heard in this place, which ye say shall be desolate without man and without beast, even in the cities of Judah, and in the streets of Jerusalem, that are desolate, without man, and without inhabitant, and without beast, «یهوه خدای اسرائیل چنین می‌گوید: من با پدران شما در روزی که ایشان را اززمین مصر از خانه بندگی بیرون آوردم عهد بسته، گفتم bible_en_fa The voice of joy, and the voice of gladness, the voice of the bridegroom, and the voice of the bride, the voice of them that shall say, Praise the LORD of hosts: for the LORD is good; for his mercy endureth for ever: and of them that shall bring the sacrifice of praise into the house of the LORD. For I will cause to return the captivity of the land, as at the first, saith the LORD. که در آخر هر هفت سال هر کدام از شمابرادر عبرانی خود را که خویشتن را به تو فروخته باشد رها کنید. و چون تو را شش سال بندگی کرده باشد، او را از نزد خود به آزادی رهایی دهی. اما پدران شما مرا اطاعت ننمودند و گوش خود را به من فرا نداشتند. bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts; Again in this place, which is desolate without man and without beast, and in all the cities thereof, shall be an habitation of shepherds causing their flocks to lie down. و شما در این زمان بازگشت نمودید و آنچه در نظر من پسند است بجا آوردید. و هر کس برای همسایه خود به آزادی ندا نموده، در خانه‌ای که به اسم من نامیده شده است عهد بستید. bible_en_fa In the cities of the mountains, in the cities of the vale, and in the cities of the south, and in the land of Benjamin, and in the places about Jerusalem, and in the cities of Judah, shall the flocks pass again under the hands of him that telleth them, saith the LORD. اما از آن روتافته اسم مرا بی‌عصمت کردید و هر کدام از شما غلام خودرا و هر کس کنیز خویش را که ایشان را برحسب میل ایشان به آزادی رها کرده بودید، باز آوردید و ایشان را به عنف به غلامی و کنیزی خودگرفتید. bible_en_fa Behold, the days come, saith the LORD, that I will perform that good thing which I have promised unto the house of Israel and to the house of Judah. بنابراین خداوند چنین می‌گوید: چونکه شما مرا اطاعت ننمودید و هر کس برای برادر خود و هر کدام برای همسایه خویش به آزادی ندا نکردید، اینک خداوند می‌گوید: من برای شما آزادی را به شمشیر و وبا و قحط ندامی کنم و شما را در میان تمامی ممالک جهان مشوش خواهم گردانید. bible_en_fa In those days, and at that time, will I cause the Branch of righteousness to grow up unto David; and he shall execute judgment and righteousness in the land. و تسلیم خواهم کردکسانی را که از عهد من تجاوز نمودند و وفاننمودند به کلام عهدی که به حضور من بستند، حینی که گوساله را دو پاره کرده، در میان پاره هایش گذاشتند. bible_en_fa In those days shall Judah be saved, and Jerusalem shall dwell safely: and this is the name wherewith she shall be called, The LORD our righteousness. یعنی سروران یهودا وسروران اورشلیم و خواجه‌سرایان و کاهنان وتمامی قوم زمین را که در میان پاره های گوساله گذر نمودند. bible_en_fa For thus saith the LORD; David shall never want a man to sit upon the throne of the house of Israel; و ایشان را به‌دست دشمنان ایشان و به‌دست آنانی که قصد جان ایشان دارند، خواهم سپرد و لاشهای ایشان خوراک مرغان هواو حیوانات زمین خواهد شد. bible_en_fa Neither shall the priests the Levites want a man before me to offer burnt offerings, and to kindle meat offerings, and to do sacrifice continually. و صدقیا پادشاه یهودا و سرورانش را به‌دست دشمنان ایشان و به‌دست آنانی که قصد جان ایشان دارند و به‌دست لشکر پادشاه بابل که از نزد شما رفته‌اند تسلیم خواهم کرد.اینک خداوند می‌گوید من امرمی فرمایم و ایشان را به این شهر باز خواهم آوردو با آن جنگ کرده، آن را خواهند گرفت و به آتش خواهند سوزانید و شهرهای یهودا را ویران وغیرمسکون خواهم ساخت.» bible_en_fa And the word of the LORD came unto Jeremiah, saying, اینک خداوند می‌گوید من امرمی فرمایم و ایشان را به این شهر باز خواهم آوردو با آن جنگ کرده، آن را خواهند گرفت و به آتش خواهند سوزانید و شهرهای یهودا را ویران وغیرمسکون خواهم ساخت.» bible_en_fa Thus saith the LORD; If ye can break my covenant of the day, and my covenant of the night, and that there should not be day and night in their season; کلامی که از جانب خداوند در ایام یهویاقیم بن یوشیا پادشاه یهودا بر ارمیا نازل شده، گفت: bible_en_fa Then may also my covenant be broken with David my servant, that he should not have a son to reign upon his throne; and with the Levites the priests, my ministers. «به خانه رکابیان برو و به ایشان سخن گفته، ایشان را به یکی از حجره های خانه خداوند بیاور و به ایشان شراب بنوشان.» bible_en_fa As the host of heaven cannot be numbered, neither the sand of the sea measured: so will I multiply the seed of David my servant, and the Levites that minister unto me. پس یازنیا ابن ارمیا ابن حبصنیا و برادرانش وجمیع پسرانش و تمامی خاندان رکابیان رابرداشتم، bible_en_fa Moreover the word of the LORD came to Jeremiah, saying, و ایشان را به خانه خداوند به حجره پسران حانان بن یجدلیا مرد خدا که به پهلوی حجره سروران و بالای حجره معسیا ابن شلوم، مستحفظ آستانه بود آوردم. bible_en_fa Considerest thou not what this people have spoken, saying, The two families which the LORD hath chosen, he hath even cast them off? thus they have despised my people, that they should be no more a nation before them. و کوزه های پر ازشراب و پیاله‌ها پیش رکابیان نهاده، به ایشان گفتم: «شراب بنوشید.» bible_en_fa Thus saith the LORD; If my covenant be not with day and night, and if I have not appointed the ordinances of heaven and earth; ایشان گفتند: «شراب نمی نوشیم زیرا که پدرما یوناداب بن رکاب ما را وصیت نموده، گفت که شما و پسران شما ابد شراب ننوشید. bible_en_fa Then will I cast away the seed of Jacob, and David my servant, so that I will not take any of his seed to be rulers over the seed of Abraham, Isaac, and Jacob: for I will cause their captivity to return, and have mercy on them. و خانه هابنا مکنید و کشت منمایید و تاکستانها غرس مکنید و آنها را نداشته باشید بلکه تمامی روزهای خود را در خیمه‌ها ساکن شوید تا روزهای بسیاربه روی زمینی که شما در آن غریب هستید زنده بمانید. bible_en_fa The word which came unto Jeremiah from the LORD, when Nebuchadnezzar king of Babylon, and all his army, and all the kingdoms of the earth of his dominion, and all the people, fought against Jerusalem, and against all the cities thereof, saying, و ما به سخن پدر خود یوناداب بن رکاب و بهر‌چه او به ما امر فرمود اطاعت نموده، درتمامی عمر خود شراب ننوشیدیم، نه ما و نه زنان ما و نه پسران ما و نه دختران ما. bible_en_fa Thus saith the LORD, the God of Israel; Go and speak to Zedekiah king of Judah, and tell him, Thus saith the LORD; Behold, I will give this city into the hand of the king of Babylon, and he shall burn it with fire: و خانه‌ها برای سکونت خود بنا نکردیم و تاکستانها و املاک ومزرعه‌ها برای خود نگرفتیم. bible_en_fa And thou shalt not escape out of his hand, but shalt surely be taken, and delivered into his hand; and thine eyes shall behold the eyes of the king of Babylon, and he shall speak with thee mouth to mouth, and thou shalt go to Babylon. و در خیمه هاساکن شده، اطاعت نمودیم و به آنچه پدر مایوناداب ما را امر فرمود عمل نمودیم. bible_en_fa Yet hear the word of the LORD, O Zedekiah king of Judah; Thus saith the LORD of thee, Thou shalt not die by the sword: لیکن وقتی که نبوکدرصر پادشاه بابل به زمین برآمدگفتیم: بیایید از ترس لشکر کلدانیان و لشکرارامیان به اورشلیم داخل شویم پس در اورشلیم ساکن شدیم.» bible_en_fa But thou shalt die in peace: and with the burnings of thy fathers, the former kings which were before thee, so shall they burn odours for thee; and they will lament thee, saying, Ah lord! for I have pronounced the word, saith the LORD. پس کلام خداوند بر ارمیا نازل شده، گفت: bible_en_fa Then Jeremiah the prophet spake all these words unto Zedekiah king of Judah in Jerusalem, «یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: برو و به مردان یهودا و ساکنان اورشلیم بگو که خداوند می‌گوید: آیا تادیب نمی پذیرید وبه کلام من گوش نمی گیرید؟ bible_en_fa When the king of Babylon's army fought against Jerusalem, and against all the cities of Judah that were left, against Lachish, and against Azekah: for these defenced cities remained of the cities of Judah. سخنان یوناداب بن رکاب که به پسران خود وصیت نمود که شراب ننوشید استوار گردیده است و تا امروز شراب نمی نوشند و وصیت پدر خود را اطاعت می‌نمایند، اما من به شما سخن گفتم و صبح زودبرخاسته، تکلم نمودم و مرا اطاعت نکردید. bible_en_fa This is the word that came unto Jeremiah from the LORD, after that the king Zedekiah had made a covenant with all the people which were at Jerusalem, to proclaim liberty unto them; وبندگان خود انبیا را نزد شما فرستادم و صبح زودبرخاسته، ایشان را ارسال نموده، گفتم هر کدام ازراه بد خود بازگشت نمایید و اعمال خود رااصلاح کنید و خدایان غیر را پیروی منمایید وآنها را عبادت مکنید تا در زمینی که به شما و به پدران شما داده‌ام ساکن شوید. اما شما گوش نگرفتید و مرا اطاعت ننمودید. bible_en_fa That every man should let his manservant, and every man his maidservant, being an Hebrew or an Hebrewess, go free; that none should serve himself of them, to wit, of a Jew his brother. پس چونکه پسران یوناداب بن رکاب وصیت پدر خویش راکه به ایشان فرموده است اطاعت می‌نمایند و این قوم مرا اطاعت نمی کنند، bible_en_fa Now when all the princes, and all the people, which had entered into the covenant, heard that every one should let his manservant, and every one his maidservant, go free, that none should serve themselves of them any more, then they obeyed, and let them go. بنابراین یهوه خدای صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: اینک من بر یهودا و بر جمیع سکنه اورشلیم تمامی آن بلا را که درباره ایشان گفته‌ام وارد خواهم آوردزیرا که به ایشان سخن گفتم و نشنیدند و ایشان راخواندم و اجابت ننمودند.» bible_en_fa But afterward they turned, and caused the servants and the handmaids, whom they had let go free, to return, and brought them into subjection for servants and for handmaids. و ارمیا به خاندان رکابیان گفت: «یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: چونکه شما وصیت پدر خود یوناداب را اطاعت نمودیدو جمیع اوامر او را نگاه داشته، بهر‌آنچه او به شماامر فرمود عمل نمودید،بنابراین یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: ازیوناداب بن رکاب کسی‌که دایم به حضور من بایستد کم نخواهد شد.» bible_en_fa Therefore the word of the LORD came to Jeremiah from the LORD, saying, بنابراین یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: ازیوناداب بن رکاب کسی‌که دایم به حضور من بایستد کم نخواهد شد.» bible_en_fa Thus saith the LORD, the God of Israel; I made a covenant with your fathers in the day that I brought them forth out of the land of Egypt, out of the house of bondmen, saying, و در سال چهارم یهویاقیم بن یوشیاپادشاه یهودا واقع شد که این کلام ازجانب خداوند بر ارمیا نازل شده، گفت: bible_en_fa At the end of seven years let ye go every man his brother an Hebrew, which hath been sold unto thee; and when he hath served thee six years, thou shalt let him go free from thee: but your fathers hearkened not unto me, neither inclined their ear. «طوماری برای خود گرفته، تمامی سخنانی راکه من درباره اسرائیل و یهودا و همه امت‌ها به توگفتم از روزی که به تو تکلم نمودم یعنی از ایام یوشیا تا امروز در آن بنویس. bible_en_fa And ye were now turned, and had done right in my sight, in proclaiming liberty every man to his neighbour; and ye had made a covenant before me in the house which is called by my name: شاید که خاندان یهودا تمامی بلا را که من می‌خواهم بر ایشان واردبیاورم گوش بگیرند تا هر کدام از ایشان از راه بدخود بازگشت نمایند و من عصیان و گناهان ایشان را بیامرزم.» bible_en_fa But ye turned and polluted my name, and caused every man his servant, and every man his handmaid, whom ye had set at liberty at their pleasure, to return, and brought them into subjection, to be unto you for servants and for handmaids. پس ارمیا باروک بن نیریا را خواند و باروک ازدهان ارمیا تمامی کلام خداوند را که به او گفته بوددر آن طومار نوشت. bible_en_fa Therefore thus saith the LORD; Ye have not hearkened unto me, in proclaiming liberty, every one to his brother, and every man to his neighbour: behold, I proclaim a liberty for you, saith the LORD, to the sword, to the pestilence, and to the famine; and I will make you to be removed into all the kingdoms of the earth. و ارمیا باروک را امرفرموده، گفت: «من محبوس هستم و نمی توانم به خانه خداوند داخل شوم. bible_en_fa And I will give the men that have transgressed my covenant, which have not performed the words of the covenant which they had made before me, when they cut the calf in twain, and passed between the parts thereof, پس تو برو و سخنان خداوند را از طوماری که از دهان من نوشتی درروز صوم در خانه خداوند در گوش قوم بخوان ونیز آنها را در گوش تمامی یهودا که از شهرهای خود می‌آیند بخوان. bible_en_fa The princes of Judah, and the princes of Jerusalem, the eunuchs, and the priests, and all the people of the land, which passed between the parts of the calf; شاید که به حضورخداوند استغاثه نمایند و هر کدام از ایشان از راه بد خود بازگشت کنند زیرا که خشم و غضبی که خداوند درباره این قوم فرموده است عظیم می‌باشد.» bible_en_fa I will even give them into the hand of their enemies, and into the hand of them that seek their life: and their dead bodies shall be for meat unto the fowls of the heaven, and to the beasts of the earth. پس باروک بن نیریا بهر‌آنچه ارمیا نبی او را امر فرموده بود عمل نمود و کلام خداوند را درخانه خداوند از آن طومار خواند. bible_en_fa And Zedekiah king of Judah and his princes will I give into the hand of their enemies, and into the hand of them that seek their life, and into the hand of the king of Babylon's army, which are gone up from you. و در ماه نهم از سال پنجم یهویاقیم بن یوشیا پادشاه یهودابرای تمامی اهل اورشلیم و برای همه کسانی که از شهرهای یهودا به اورشلیم می‌آمدند برای روزه به حضور خداوند ندا کردند. bible_en_fa Behold, I will command, saith the LORD, and cause them to return to this city; and they shall fight against it, and take it, and burn it with fire: and I will make the cities of Judah a desolation without an inhabitant. و باروک سخنان ارمیا را از آن طومار در خانه خداوند درحجره جمریا ابن شافان کاتب در صحن فوقانی نزد دهنه دروازه جدید خانه خداوند به گوش تمامی قوم خواند. bible_en_fa The word which came unto Jeremiah from the LORD in the days of Jehoiakim the son of Josiah king of Judah, saying, و چون میکایا ابن جمریا ابن شافان تمامی سخنان خداوند را از آن طومارشنید، bible_en_fa Go unto the house of the Rechabites, and speak unto them, and bring them into the house of the LORD, into one of the chambers, and give them wine to drink. به خانه پادشاه به حجره کاتب آمد واینک جمیع سروران در آنجا نشسته بودند یعنی الیشاماع کاتب و دلایا ابن شمعیا و الناتان بن عکبور و جمریا ابن شافان و صدقیا ابن حننیا وسایر سروران. bible_en_fa Then I took Jaazaniah the son of Jeremiah, the son of Habaziniah, and his brethren, and all his sons, and the whole house of the Rechabites; پس میکایا تمامی سخنانی راکه از باروک وقتی که آنها را به گوش خلق ازطومار می‌خواند شنید برای ایشان باز‌گفت. bible_en_fa And I brought them into the house of the LORD, into the chamber of the sons of Hanan, the son of Igdaliah, a man of God, which was by the chamber of the princes, which was above the chamber of Maaseiah the son of Shallum, the keeper of the door: آنگاه تمامی سروران یهودی ابن نتنیا ابن شلمبا ابن کوشی را نزد باروک فرستادند تا بگوید: «آن طوماری را که به گوش قوم خواندی به‌دست خود گرفته، بیا.» پس باروک بن نیریا طومار را به‌دست خود گرفته، نزد ایشان آمد. bible_en_fa And I set before the sons of the house of the Rechabites pots full of wine, and cups, and I said unto them, Drink ye wine. و ایشان وی را گفتند: «بنشین و آن را به گوشهای ما بخوان.» و باروک به گوش ایشان خواند. bible_en_fa But they said, We will drink no wine: for Jonadab the son of Rechab our father commanded us, saying, Ye shall drink no wine, neither ye, nor your sons for ever: و واقع شد که چون ایشان تمامی این سخنان را شنیدند با ترس به یکدیگر نظر افکندندو به باروک گفتند: «البته تمامی این سخنان را به پادشاه بیان خواهیم کرد.» bible_en_fa Neither shall ye build house, nor sow seed, nor plant vineyard, nor have any: but all your days ye shall dwell in tents; that ye may live many days in the land where ye be strangers. و از باروک سوال کرده، گفتند: «ما را خبر بده که تمامی این سخنان را چگونه از دهان او نوشتی.» bible_en_fa Thus have we obeyed the voice of Jonadab the son of Rechab our father in all that he hath charged us, to drink no wine all our days, we, our wives, our sons, nor our daughters; باروک به ایشان گفت: «او تمامی این سخنان را از دهان خود برای من می‌خواند و من با مرکب در طومار می‌نوشتم.» bible_en_fa Nor to build houses for us to dwell in: neither have we vineyard, nor field, nor seed: سروران به باروک گفتند: «تو و ارمیا رفته، خویشتن را پنهان کنید تا کسی نداند که کجامی باشید.» bible_en_fa But we have dwelt in tents, and have obeyed, and done according to all that Jonadab our father commanded us. پس طومار را در حجره الیشاماع کاتب گذاشته، به‌سرای پادشاه رفتند وتمامی این سخنان را به گوش پادشاه باز‌گفتند. bible_en_fa But it came to pass, when Nebuchadrezzar king of Babylon came up into the land, that we said, Come, and let us go to Jerusalem for fear of the army of the Chaldeans, and for fear of the army of the Syrians: so we dwell at Jerusalem. و پادشاه یهودی را فرستاد تا طومار را بیاورد و یهودی آن را از حجره الیشاماع کاتب آورده، در گوش پادشاه و در گوش تمامی سرورانی که به حضورپادشاه حاضر بودند خواند. bible_en_fa Then came the word of the LORD unto Jeremiah, saying, و پادشاه در ماه نهم در خانه زمستانی نشسته و آتش پیش وی برمنقل افروخته بود. bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts, the God of Israel; Go and tell the men of Judah and the inhabitants of Jerusalem, Will ye not receive instruction to hearken to my words? saith the LORD. و واقع شد که چون یهودی سه چهار ورق خوانده بود، (پادشاه ) آن را باقلمتراش قطع کرده، در آتشی که بر منقل بودانداخت تا تمامی طومار در آتشی که در منقل بودسوخته شد. bible_en_fa The words of Jonadab the son of Rechab, that he commanded his sons not to drink wine, are performed; for unto this day they drink none, but obey their father's commandment: notwithstanding I have spoken unto you, rising early and speaking; but ye hearkened not unto me. و پادشاه و همه بندگانش که تمامی این سخنان را شنیدند نه ترسیدند و نه جامه خود را چاک زدند. bible_en_fa I have sent also unto you all my servants the prophets, rising up early and sending them, saying, Return ye now every man from his evil way, and amend your doings, and go not after other gods to serve them, and ye shall dwell in the land which I have given to you and to your fathers: but ye have not inclined your ear, nor hearkened unto me. لیکن الناتان و دلایا و جمریا از پادشاه التماس کردند که طومار را نسوزاند اما به ایشان گوش نگرفت. bible_en_fa Because the sons of Jonadab the son of Rechab have performed the commandment of their father, which he commanded them; but this people hath not hearkened unto me: بلکه پادشاه یرحمیئیل شاهزاده و سرایا ابن عزرئیل و شلمیا ابن عبدئیل را امرفرمود که باروک کاتب و ارمیا نبی را بگیرند. اماخداوند ایشان را مخفی داشت. bible_en_fa Therefore thus saith the LORD God of hosts, the God of Israel; Behold, I will bring upon Judah and upon all the inhabitants of Jerusalem all the evil that I have pronounced against them: because I have spoken unto them, but they have not heard; and I have called unto them, but they have not answered. و بعد از آنکه پادشاه طومار و سخنانی را که باروک از دهان ارمیا نوشته بود سوزانید کلام خداوند بر ارمیا نازل شده، گفت: bible_en_fa And Jeremiah said unto the house of the Rechabites, Thus saith the LORD of hosts, the God of Israel; Because ye have obeyed the commandment of Jonadab your father, and kept all his precepts, and done according unto all that he hath commanded you: «طوماری دیگر برای خود باز گیر و همه سخنان اولین را که در طومار نخستین که یهویاقیم پادشاه یهودا آن راسوزانید بر آن بنویس. bible_en_fa Therefore thus saith the LORD of hosts, the God of Israel; Jonadab the son of Rechab shall not want a man to stand before me for ever. و به یهویاقیم پادشاه یهودا بگو خداوند چنین می‌فرماید: تو این طومار را سوزانیدی و گفتی چرا در آن نوشتی که پادشاه بابل البته خواهد آمد و این زمین را خراب کرده، انسان و �یوان را از آن نابود خواهد ساخت. bible_en_fa And it came to pass in the fourth year of Jehoiakim the son of Josiah king of Judah, that this word came unto Jeremiah from the LORD, saying, بنابراین خداوند درباره یهویاقیم پادشاه یهوداچنین می‌فرماید که برایش کسی نخواهد بود که برکرسی داود بنشیند و لاش او روز در گرما و شب در سرما بیرون افکنده خواهد شد. bible_en_fa Take thee a roll of a book, and write therein all the words that I have spoken unto thee against Israel, and against Judah, and against all the nations, from the day I spake unto thee, from the days of Josiah, even unto this day. و بر او و برذریتش و بر بندگانش عقوبت گناه ایشان راخواهم آورد و بر ایشان و بر سکنه اورشلیم ومردان یهودا تمامی آن بلا را که درباره ایشان گفته‌ام خواهم رسانید زیرا که مرا نشنیدند.»پس ارمیا طوماری دیگر گرفته، به باروک بن نیریای کاتب سپرد و او تمامی سخنان طوماری راکه یهویاقیم پادشاه یهودا به آتش سوزانیده بود ازدهان ارمیا در آن نوشت و سخنان بسیاری نیز مثل آنها بر آن افزوده شد. bible_en_fa It may be that the house of Judah will hear all the evil which I purpose to do unto them; that they may return every man from his evil way; that I may forgive their iniquity and their sin. پس ارمیا طوماری دیگر گرفته، به باروک بن نیریای کاتب سپرد و او تمامی سخنان طوماری راکه یهویاقیم پادشاه یهودا به آتش سوزانیده بود ازدهان ارمیا در آن نوشت و سخنان بسیاری نیز مثل آنها بر آن افزوده شد. bible_en_fa Then Jeremiah called Baruch the son of Neriah: and Baruch wrote from the mouth of Jeremiah all the words of the LORD, which he had spoken unto him, upon a roll of a book. و صدقیا ابن یوشیا پادشاه به‌جای کنیاهو ابن یهویاقیم که نبوکدرصرپادشاه بابل او را بر زمین یهودا به پادشاهی نصب کرده بود سلطنت نمود. bible_en_fa And Jeremiah commanded Baruch, saying, I am shut up; I cannot go into the house of the LORD: و او و بندگانش و اهل زمین به کلام خداوند که به واسطه ارمیا نبی گفته بود گوش ندادند. bible_en_fa Therefore go thou, and read in the roll, which thou hast written from my mouth, the words of the LORD in the ears of the people in the LORD's house upon the fasting day: and also thou shalt read them in the ears of all Judah that come out of their cities. و صدقیا پادشاه، یهوکل بن شلمیا و صفنیا ابن معسیا کاهن را نزد ارمیای نبی فرستاد که بگویند: «نزد یهوه خدای ما به جهت مااستغاثه نما.» bible_en_fa It may be they will present their supplication before the LORD, and will return every one from his evil way: for great is the anger and the fury that the LORD hath pronounced against this people. و ارمیا در میان قوم آمد و شدمی نمود زیرا که او را هنوز در زندان نینداخته بودند. bible_en_fa And Baruch the son of Neriah did according to all that Jeremiah the prophet commanded him, reading in the book the words of the LORD in the LORD's house. و لشکر فرعون از مصر بیرون آمدند وچون کلدانیانی که اورشلیم را محاصره کرده بودند خبر ایشان را شنیدند از پیش اورشلیم رفتند. bible_en_fa And it came to pass in the fifth year of Jehoiakim the son of Josiah king of Judah, in the ninth month, that they proclaimed a fast before the LORD to all the people in Jerusalem, and to all the people that came from the cities of Judah unto Jerusalem. آنگاه کلام خداوند بر ارمیا نبی نازل شده، گفت: bible_en_fa Then read Baruch in the book the words of Jeremiah in the house of the LORD, in the chamber of Gemariah the son of Shaphan the scribe, in the higher court, at the entry of the new gate of the LORD's house, in the ears of all the people. «یهوه خدای اسرائیل چنین می‌فرماید: به پادشاه یهودا که شما را نزد من فرستاد تا از من مسالت نمایید چنین بگویید: اینک لشکر فرعون که به جهت اعانت شما بیرون آمده‌اند، به ولایت خود به مصر مراجعت خواهند نمود. bible_en_fa When Michaiah the son of Gemariah, the son of Shaphan, had heard out of the book all the words of the LORD, و کلدانیان خواهند برگشت و با این شهر جنگ خواهند کردو آن را تسخیر نموده، به آتش خواهند سوزانید. bible_en_fa Then he went down into the king's house, into the scribe's chamber: and, lo, all the princes sat there, even Elishama the scribe, and Delaiah the son of Shemaiah, and Elnathan the son of Achbor, and Gemariah the son of Shaphan, and Zedekiah the son of Hananiah, and all the princes. و خداوند چنین می‌گوید که خویشتن را فریب ندهید و مگویید که کلدانیان از نزد ما البته خواهندرفت زیرا که نخواهند رفت. bible_en_fa Then Michaiah declared unto them all the words that he had heard, when Baruch read the book in the ears of the people. بلکه اگر تمامی لشکر کلدانیانی را که با شما جنگ می‌نمایندچنان شکست می‌دادید که از ایشان غیر ازمجروح شدگان کسی نمی ماند، باز هر کدام ازایشان از خیمه خود برخاسته، این شهر را به آتش می‌سوزانیدند.» bible_en_fa Therefore all the princes sent Jehudi the son of Nethaniah, the son of Shelemiah, the son of Cushi, unto Baruch, saying, Take in thine hand the roll wherein thou hast read in the ears of the people, and come. So Baruch the son of Neriah took the roll in his hand, and came unto them. و بعد از آنکه لشکر کلدانیان از ترس لشکرفرعون از اورشلیم کوچ کرده بودند، واقع شد bible_en_fa And they said unto him, Sit down now, and read it in our ears. So Baruch read it in their ears. که ارمیا از اورشلیم بیرون می‌رفت تا به زمین بنیامین برود و در آنجا از میان قوم نصیب خود رابگیرد. bible_en_fa Now it came to pass, when they had heard all the words, they were afraid both one and other, and said unto Baruch, We will surely tell the king of all these words. و چون به دروازه بنیامین رسید رئیس کشیکچیان مسمی به یرئیا ابن شلمیا ابن حننیا درآنجا بود و او ارمیای نبی را گرفته، گفت: «نزدکلدانیان می‌روی؟» bible_en_fa And they asked Baruch, saying, Tell us now, How didst thou write all these words at his mouth? ارمیا گفت: «دروغ است نزد کلدانیان نمی روم.» لیکن یرئیا به وی گوش نداد و ارمیا راگرفته او را نزد سروران آورد. bible_en_fa Then Baruch answered them, He pronounced all these words unto me with his mouth, and I wrote them with ink in the book. و سروران برارمیا خشم نموده، او را زدند و او را در خانه یوناتان کاتب به زندان انداختند زیرا آن را زندان ساخته بودند. bible_en_fa Then said the princes unto Baruch, Go, hide thee, thou and Jeremiah; and let no man know where ye be. و چون ارمیا در سیاه چال به یکی از حجره‌ها داخل شده بود و ارمیا روزهای بسیاردر آنجا مانده بود، bible_en_fa And they went in to the king into the court, but they laid up the roll in the chamber of Elishama the scribe, and told all the words in the ears of the king. آنگاه صدقیا پادشاه فرستاده، او را آورد و پادشاه در خانه خود خفیه از او سوال نموده، گفت که «آیا کلامی از جانب خداوند هست؟» ارمیا گفت: «هست و گفت به‌دست پادشاه بابل تسلیم خواهی شد.» bible_en_fa So the king sent Jehudi to fetch the roll: and he took it out of Elishama the scribe's chamber. And Jehudi read it in the ears of the king, and in the ears of all the princes which stood beside the king. و ارمیا به صدقیا پادشاه گفت: «و به تو وبندگانت و این قوم چه گناه کرده‌ام که مرا به زندان انداخته‌اید؟ bible_en_fa Now the king sat in the winterhouse in the ninth month: and there was a fire on the hearth burning before him. و انبیای شما که برای شما نبوت کرده، گفتند که پادشاه بابل بر شما و بر این زمین نخواهد آمد کجا می‌باشند؟ bible_en_fa And it came to pass, that when Jehudi had read three or four leaves, he cut it with the penknife, and cast it into the fire that was on the hearth, until all the roll was consumed in the fire that was on the hearth. پس الان‌ای آقایم پادشاه بشنو: تمنا اینکه استدعای من نزد توپذیرفته شود که مرا به خانه یوناتان کاتب پس نفرستی مبادا در آنجا بمیرم.»پس صدقیا پادشاه امر فرمود که ارمیا را درصحن زندان بگذارند. و هر روز قرص نانی ازکوچه خبازان به او دادند تا همه نان از شهر تمام شد. پس ارمیا در صحن زندان ماند. bible_en_fa Yet they were not afraid, nor rent their garments, neither the king, nor any of his servants that heard all these words. پس صدقیا پادشاه امر فرمود که ارمیا را درصحن زندان بگذارند. و هر روز قرص نانی ازکوچه خبازان به او دادند تا همه نان از شهر تمام شد. پس ارمیا در صحن زندان ماند. bible_en_fa Nevertheless Elnathan and Delaiah and Gemariah had made intercession to the king that he would not burn the roll: but he would not hear them. و شفطیا ابن متان و جدلیا ابن فشحور ویوکل بن شلمیا و فشحور بن ملکیاسخنان ارمیا را شنیدند که تمامی قوم را بدانهامخاطب ساخته، گفت: bible_en_fa But the king commanded Jerahmeel the son of Hammelech, and Seraiah the son of Azriel, and Shelemiah the son of Abdeel, to take Baruch the scribe and Jeremiah the prophet: but the LORD hid them. «خداوند چنین می‌گوید: هر‌که در این شهر بماند از شمشیر وقحط و وبا خواهد مرد اما هر‌که نزد کلدانیان بیرون رود خواهد زیست و جانش برای اوغنیمت شده، زنده خواهد ماند. bible_en_fa Then the word of the LORD came to Jeremiah, after that the king had burned the roll, and the words which Baruch wrote at the mouth of Jeremiah, saying, خداوند چنین می‌گوید: این شهر البته به‌دست لشکر پادشاه بابل تسلیم شده، آن را تسخیر خواهد نمود.» bible_en_fa Take thee again another roll, and write in it all the former words that were in the first roll, which Jehoiakim the king of Judah hath burned. پس آن سروران به پادشاه گفتند: «تمنا اینکه این مرد کشته شود زیرا که بدین منوال دستهای مردان جنگی را که در این شهر باقی‌مانده‌اند ودستهای تمامی قوم را سست می‌کند چونکه مثل این سخنان به ایشان می‌گوید. زیرا که این مردسلامتی این قوم را نمی طلبد بلکه ضرر ایشان را.» bible_en_fa And thou shalt say to Jehoiakim the king of Judah, Thus saith the LORD; Thou hast burned this roll, saying, Why hast thou written therein, saying, The king of Babylon shall certainly come and destroy this land, and shall cause to cease from thence man and beast? صدقیا پادشاه گفت: «اینک او در دست شمااست زیرا پادشاه به خلاف شما کاری نمی تواندکرد.» bible_en_fa Therefore thus saith the LORD of Jehoiakim king of Judah; He shall have none to sit upon the throne of David: and his dead body shall be cast out in the day to the heat, and in the night to the frost. پس ارمیا را گرفته او را در سیاه چال ملکیا ابن ملک که در صحن زندان بود انداختند و ارمیا را به ریسمانها فرو هشتند و در آن سیاه چال آب نبودلیکن گل بود و ارمیا به گل فرو رفت. bible_en_fa And I will punish him and his seed and his servants for their iniquity; and I will bring upon them, and upon the inhabitants of Jerusalem, and upon the men of Judah, all the evil that I have pronounced against them; but they hearkened not. و چون عبدملک حبشی که یکی از خواجه‌سرایان و درخانه پادشاه بود شنید که ارمیا را به سیاه چال انداختند (و به دروازه بنیامین نشسته بود)، bible_en_fa Then took Jeremiah another roll, and gave it to Baruch the scribe, the son of Neriah; who wrote therein from the mouth of Jeremiah all the words of the book which Jehoiakim king of Judah had burned in the fire: and there were added besides unto them many like words. آنگاه عبدملک از خانه پادشاه بیرون آمد و به پادشاه عرض کرده، گفت: bible_en_fa And king Zedekiah the son of Josiah reigned instead of Coniah the son of Jehoiakim, whom Nebuchadrezzar king of Babylon made king in the land of Judah. «که‌ای آقایم پادشاه این مردان در آنچه به ارمیای نبی کرده و او را به سیاه چال انداخته‌اند شریرانه عمل نموده‌اند و اودر جایی که هست از گرسنگی خواهد مرد زیراکه در شهر هیچ نان باقی نیست.» bible_en_fa But neither he, nor his servants, nor the people of the land, did hearken unto the words of the LORD, which he spake by the prophet Jeremiah. پس پادشاه به عبدملک حبشی امر فرموده، گفت: «سی نفر از اینجا همراه خود بردار وارمیای نبی را قبل از آنکه بمیرد از سیاه چال برآور.» bible_en_fa And Zedekiah the king sent Jehucal the son of Shelemiah and Zephaniah the son of Maaseiah the priest to the prophet Jeremiah, saying, Pray now unto the LORD our God for us. پس عبدملک آن کسان را همراه خودبرداشته، به خانه پادشاه از زیر خزانه داخل شد واز آنجا پارچه های مندرس و رقعه های پوسیده گرفته، آنها را با ریسمانها به سیاه چال نزد ارمیافروهشت. bible_en_fa Now Jeremiah came in and went out among the people: for they had not put him into prison. و عبدملک حبشی به ارمیا گفت: «این پارچه های مندرس و رقعه های پوسیده رازیر بغل خود در زیر ریسمانها بگذار.» و ارمیا چنین کرد. bible_en_fa Then Pharoah's army was come forth out of Egypt: and when the Chaldeans that besieged Jerusalem heard tidings of them, they departed from Jerusalem. پس ارمیا را با ریسمانها کشیده، اورا از سیاه چال برآوردند و ارمیا در صحن زندان ساکن شد. bible_en_fa Then came the word of the LORD unto the prophet Jeremiah, saying, و صدقیا پادشاه فرستاده، ارمیا نبی را به مدخل سومی که در خانه خداوند بود نزد خودآورد و پادشاه به ارمیا گفت: «من از تو مطلبی می‌پرسم، از من چیزی مخفی مدار.» bible_en_fa Thus saith the LORD, the God of Israel; Thus shall ye say to the king of Judah, that sent you unto me to inquire of me; Behold, Pharaoh's army, which is come forth to help you, shall return to Egypt into their own land. ارمیا به صدقیا گفت: «اگر تو را خبر دهم آیا هر آینه مرانخواهی کشت و اگر تو را پند دهم مرا نخواهی شنید؟» bible_en_fa And the Chaldeans shall come again, and fight against this city, and take it, and burn it with fire. آنگاه صدقیا پادشاه برای ارمیا خفیه قسم خورده، گفت: «به حیات یهوه که این‌جان رابرای ما آفرید قسم که تو را نخواهم کشت و تو رابه‌دست این کسانی که قصد جان تو دارند تسلیم نخواهم کرد.» bible_en_fa Thus saith the LORD; Deceive not yourselves, saying, The Chaldeans shall surely depart from us: for they shall not depart. پس ارمیا به صدقیا گفت: «یهوه خدای صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: اگرحقیقت نزد سروران پادشاه بابل بیرون روی، جان تو زنده خواهد ماند و این شهر به آتش سوخته نخواهد شد بلکه تو و اهل خانه ات زنده خواهیدماند. bible_en_fa For though ye had smitten the whole army of the Chaldeans that fight against you, and there remained but wounded men among them, yet should they rise up every man in his tent, and burn this city with fire. اما اگر نزد سروران پادشاه بابل بیرون نروی این شهر به‌دست کلدانیان تسلیم خواهدشد و آن را به آتش خواهند سوزانید و تو از دست ایشان نخواهی رست.» bible_en_fa And it came to pass, that when the army of the Chaldeans was broken up from Jerusalem for fear of Pharaoh's army, اما صدقیا پادشاه به ارمیا گفت: «من ازیهودیانی که بطرف کلدانیان شده‌اند می‌ترسم، مبادا مرا به‌دست ایشان تسلیم نموده، ایشان مراتفضیح نمایند.» bible_en_fa Then Jeremiah went forth out of Jerusalem to go into the land of Benjamin, to separate himself thence in the midst of the people. ارمیا در جواب گفت: «تو راتسلیم نخواهند کرد. مستدعی آنکه کلام خداوندرا که به تو می‌گویم اطاعت نمایی تا تو را خیریت شود و جان تو زنده بماند. bible_en_fa And when he was in the gate of Benjamin, a captain of the ward was there, whose name was Irijah, the son of Shelemiah, the son of Hananiah; and he took Jeremiah the prophet, saying, Thou fallest away to the Chaldeans. اما اگر از بیرون رفتن ابا نمایی کلامی که خداوند بر من کشف نموده این است: bible_en_fa Then said Jeremiah, It is false; I fall not away to the Chaldeans. But he hearkened not to him: so Irijah took Jeremiah, and brought him to the princes. اینک تمامی زنانی که در خانه پادشاه یهودا باقی‌مانده‌اند نزد سروران پادشاه بابل بیرون برده خواهند شدو ایشان خواهند گفت: اصدقای تو تو را اغوا نموده، بر تو غالب آمدند و الان چونکه پایهای تو در لجن فرو رفته است ایشان به عقب برگشته‌اند. bible_en_fa Wherefore the princes were wroth with Jeremiah, and smote him, and put him in prison in the house of Jonathan the scribe: for they had made that the prison. و جمیع زنانت و فرزندانت رانزد کلدانیان بیرون خواهند برد و تو از دست ایشان نخواهی رست بلکه به‌دست پادشاه بابل گرفتار خواهی شد و این شهر را به آتش خواهی سوزانید.» bible_en_fa When Jeremiah was entered into the dungeon, and into the cabins, and Jeremiah had remained there many days; آنگاه صدقیا به ارمیا گفت: «زنهار کسی ازاین سخنان اطلاع نیابد و نخواهی مرد. bible_en_fa Then Zedekiah the king sent, and took him out: and the king asked him secretly in his house, and said, Is there any word from the LORD? And Jeremiah said, There is: for, said he, thou shalt be delivered into the hand of the king of Babylon. و اگرسروران بشنوند که با تو گفتگو کرده‌ام و نزدتو آمده، تو را گویند تمنا اینکه ما را از آنچه به پادشاه گفتی و آنچه پادشاه به تو گفت اطلاع دهی و آن را از ما مخفی نداری تا تو رابه قتل نرسانیم، bible_en_fa Moreover Jeremiah said unto king Zedekiah, What have I offended against thee, or against thy servants, or against this people, that ye have put me in prison? آنگاه به ایشان بگو: من عرض خود را به حضور پادشاه رسانیدم تا مرابه خانه یوناتان باز نفرستد تا در آنجانمیرم.» bible_en_fa Where are now your prophets which prophesied unto you, saying, The king of Babylon shall not come against you, nor against this land? پس جمیع سروران نزد ارمیا آمده، از اوسوال نمودند و او موافق همه این سخنانی که پادشاه به او امر فرموده بود به ایشان گفت. پس ازسخن‌گفتن با او باز ایستادند چونکه مطلب فهمیده نشد.و ارمیا در صحن زندان تا روز فتح شدن اورشلیم ماند و هنگامی که اورشلیم گرفته شد در آنجا بود. bible_en_fa Therefore hear now, I pray thee, O my lord the king: let my supplication, I pray thee, be accepted before thee; that thou cause me not to return to the house of Jonathan the scribe, lest I die there. و ارمیا در صحن زندان تا روز فتح شدن اورشلیم ماند و هنگامی که اورشلیم گرفته شد در آنجا بود. bible_en_fa Then Zedekiah the king commanded that they should commit Jeremiah into the court of the prison, and that they should give him daily a piece of bread out of the bakers' street, until all the bread in the city were spent. Thus Jeremiah remained in the court of the prison. در ماه دهم از سال نهم صدقیاپادشاه یهودا، نبوکدرصر پادشاه بابل با تمامی لشکر خود بر اورشلیم آمده، آن را محاصره نمودند. bible_en_fa Then Shephatiah the son of Mattan, and Gedaliah the son of Pashur, and Jucal the son of Shelemiah, and Pashur the son of Malchiah, heard the words that Jeremiah had spoken unto all the people, saying, و در روز نهم ماه چهارم از سال یازدهم صدقیا در شهر رخنه کردند. bible_en_fa Thus saith the LORD, He that remaineth in this city shall die by the sword, by the famine, and by the pestilence: but he that goeth forth to the Chaldeans shall live; for he shall have his life for a prey, and shall live. و تمام سروران پادشاه بابل داخل شده، در دروازه وسطی نشستند یعنی نرجل شراصر و سمجرنبو وسرسکیم رئیس خواجه‌سرایان و نرجل شراصررئیس مجوسیان و سایر سرداران پادشاه بابل. bible_en_fa Thus saith the LORD, This city shall surely be given into the hand of the king of Babylon's army, which shall take it. وچون صدقیا پادشاه یهودا و تمامی مردان جنگی این را دیدند فرار کرده، به راه باغ شاه از دروازه‌ای که در میان دو حصار بود در وقت شب از شهربیرون رفتند و (پادشاه ) به راه عربه رفت. bible_en_fa Therefore the princes said unto the king, We beseech thee, let this man be put to death: for thus he weakeneth the hands of the men of war that remain in this city, and the hands of all the people, in speaking such words unto them: for this man seeketh not the welfare of this people, but the hurt. ولشکر کلدانیان ایشان را تعاقب نموده، در عربه اریحا به صدقیا رسیدند و او را گرفتار کرده، نزدنبوکدرصر پادشاه بابل به ربله در زمین حمات آوردند و او بر وی فتوی داد. bible_en_fa Then Zedekiah the king said, Behold, he is in your hand: for the king is not he that can do any thing against you. و پادشاه بابل پسران صدقیا را پیش رویش در ربله به قتل رسانید و پادشاه بابل تمامی شرفای یهودا راکشت. bible_en_fa Then took they Jeremiah, and cast him into the dungeon of Malchiah the son of Hammelech, that was in the court of the prison: and they let down Jeremiah with cords. And in the dungeon there was no water, but mire: so Jeremiah sunk in the mire. و چشمان صدقیا را کور کرد و او را به زنجیرها بسته، به بابل برد. bible_en_fa Now when Ebed-melech the Ethiopian, one of the eunuchs which was in the king's house, heard that they had put Jeremiah in the dungeon; the king then sitting in the gate of Benjamin; و کلدانیان خانه پادشاه و خانه های قوم را به آتش سوزانیدند وحصارهای اورشلیم را منهدم ساختند. bible_en_fa Ebed-melech went forth out of the king's house, and spake to the king, saying, ونبوزردان رئیس جلادان، بقیه قوم را که در شهرباقی‌مانده بودند و خارجین را که بطرف او شده بودند و بقیه قوم را که مانده بودند به بابل به اسیری برد. bible_en_fa My lord the king, these men have done evil in all that they have done to Jeremiah the prophet, whom they have cast into the dungeon; and he is like to die for hunger in the place where he is: for there is no more bread in the city. لیکن نبوزردان رئیس جلادان فقیران قوم را که چیزی نداشتند در زمین یهودا واگذاشت وتاکستانها و مزرعه‌ها در آن روز به ایشان داد. bible_en_fa Then the king commanded Ebed-melech the Ethiopian, saying, Take from hence thirty men with thee, and take up Jeremiah the prophet out of the dungeon, before he die. و نبوکدرصر پادشاه بابل درباره ارمیا به نبوزردان رئیس جلادان امر فرموده، گفت: bible_en_fa So Ebed-melech took the men with him, and went into the house of the king under the treasury, and took thence old cast clouts and old rotten rags, and let them down by cords into the dungeon to Jeremiah. «او را بگیر و به او نیک متوجه شده، هیچ اذیتی به وی مرسان بلکه هر‌چه به تو بگوید برایش بعمل آور.» bible_en_fa And Ebed-melech the Ethiopian said unto Jeremiah, Put now these old cast clouts and rotten rags under thine armholes under the cords. And Jeremiah did so. پس نبوزردان رئیس جلادان و نبوشزبان رئیس خواجه‌سرایان و نرجل شراصر رئیس مجوسیان و سایر سروران پادشاه بابل فرستادند. bible_en_fa So they drew up Jeremiah with cords, and took him up out of the dungeon: and Jeremiah remained in the court of the prison. و ارسال نموده، ارمیا را از صحن زندان برداشتند و او را به جدلیا ابن اخیقام بن شافان سپردند تا او را به خانه خود ببرد. پس در میان قوم ساکن شد. bible_en_fa Then Zedekiah the king sent, and took Jeremiah the prophet unto him into the third entry that is in the house of the LORD: and the king said unto Jeremiah, I will ask thee a thing; hide nothing from me. و چون ارمیا هنوز در صحن زندان محبوس بود، کلام خداوند بر وی نازل شده، گفت: bible_en_fa Then Jeremiah said unto Zedekiah, If I declare it unto thee, wilt thou not surely put me to death? and if I give thee counsel, wilt thou not hearken unto me? «بروو عبدملک حبشی را خطاب کرده، بگو: یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌فرماید: اینک کلام خود را بر این شهر به بلا وارد خواهم آورد ونه بخوبی و در آن روز در نظر تو واقع خواهد شد. bible_en_fa So Zedekiah the king sware secretly unto Jeremiah, saying, As the LORD liveth, that made us this soul, I will not put thee to death, neither will I give thee into the hand of these men that seek thy life. لیکن خداوند می‌گوید: من تو را در آن روزنجات خواهم داد و به‌دست کسانی که از ایشان می‌ترسی تسلیم نخواهی شد.زیرا خداوندمی گوید که تو را البته رهایی خواهم داد و به شمشیر نخواهی افتاد، بلکه از این جهت که بر من توکل نمودی جان تو برایت غنیمت خواهد شد.» bible_en_fa Then said Jeremiah unto Zedekiah, Thus saith the LORD, the God of hosts, the God of Israel; If thou wilt assuredly go forth unto the king of Babylon's princes, then thy soul shall live, and this city shall not be burned with fire; and thou shalt live, and thine house: زیرا خداوندمی گوید که تو را البته رهایی خواهم داد و به شمشیر نخواهی افتاد، بلکه از این جهت که بر من توکل نمودی جان تو برایت غنیمت خواهد شد.» bible_en_fa But if thou wilt not go forth to the king of Babylon's princes, then shall this city be given into the hand of the Chaldeans, and they shall burn it with fire, and thou shalt not escape out of their hand. کلامی که از جانب خداوند بر ارمیا نازل شد بعد از آنکه نبوزردان رئیس جلادان او را از رامه رهایی داد و وی را از میان تمامی اسیران اورشلیم و یهودا که به بابل جلای وطن می‌شدند و او در میان ایشان به زنجیرها بسته شده بود برگرفت. bible_en_fa And Zedekiah the king said unto Jeremiah, I am afraid of the Jews that are fallen to the Chaldeans, lest they deliver me into their hand, and they mock me. و رئیس جلادان ارمیا را گرفته، وی را گفت: «یهوه خدایت این بلا را درباره این مکان فرموده است. bible_en_fa But Jeremiah said, They shall not deliver thee. Obey, I beseech thee, the voice of the LORD, which I speak unto thee: so it shall be well unto thee, and thy soul shall live. و خداوند برحسب کلام خود این را به وقوع آورده، عمل نموده است. bible_en_fa But if thou refuse to go forth, this is the word that the LORD hath shewed me: وحال اینک من امروز تو را از زنجیرهایی که بردستهای تو است رها می‌کنم. پس اگر در نظرت پسند آید که با من به بابل بیایی بیا و تو را نیکومتوجه خواهم شد. و اگر در نظرت پسند نیاید که همراه من به بابل آیی، پس میا و بدان که تمامی زمین پیش تو است هر جایی که در نظرت خوش و پسند آید که بروی به آنجا برو.» bible_en_fa And, behold, all the women that are left in the king of Judah's house shall be brought forth to the king of Babylon's princes, and those women shall say, Thy friends have set thee on, and have prevailed against thee: thy feet are sunk in the mire, and they are turned away back. و وقتی که او هنوز برنگشته بود (وی راگفت ): «نزد جدلیا ابن اخیقام بن شافان که پادشاه بابل او را بر شهرهای یهودا نصب کرده است برگرد و نزد او در میان قوم ساکن شو یا هر جایی که می‌خواهی بروی برو.» پس رئیس جلادان اورا توشه راه و هدیه داد و او را رها نمود. bible_en_fa So they shall bring out all thy wives and thy children to the Chaldeans: and thou shalt not escape out of their hand, but shalt be taken by the hand of the king of Babylon: and thou shalt cause this city to be burned with fire. و ارمیانزد جدلیا ابن اخیقام به مصفه آمده، نزد او در میان قومی که در زمین باقی‌مانده بودند ساکن شد. bible_en_fa Then said Zedekiah unto Jeremiah, Let no man know of these words, and thou shalt not die. و چون تمامی سرداران لشکر که در صحرابودند و مردان ایشان شنیدند که پادشاه بابل جدلیاابن اخیقام را بر زمین نصب کرده و مردان و زنان واطفال و فقیران زمین را که به بابل برده نشده بودندبه او سپرده است، bible_en_fa But if the princes hear that I have talked with thee, and they come unto thee, and say unto thee, Declare unto us now what thou hast said unto the king, hide it not from us, and we will not put thee to death; also what the king said unto thee: آنگاه ایشان نزد جدلیا به مصفه آمدند یعنی اسماعیل بن نتنیا و یوحانان ویوناتان پسران قاریح و سرایا ابن تنحومت وپسران عیفای نطوفاتی و یزنیا پسر معکاتی ایشان و مردان ایشان. bible_en_fa Then thou shalt say unto them, I presented my supplication before the king, that he would not cause me to return to Jonathan's house, to die there. و جدلیا ابن اخیقام بن شافان برای ایشان و کسان ایشان قسم خورده، گفت: «ازخدمت نمودن به کلدانیان مترسید. در زمین ساکن شوید و پادشاه بابل را بندگی نمایید و برای شمانیکو خواهد شد. bible_en_fa Then came all the princes unto Jeremiah, and asked him: and he told them according to all these words that the king had commanded. So they left off speaking with him; for the matter was not perceived. و اما من اینک در مصفه ساکن خواهم شد تا به حضور کلدانیانی که نزد ما آیندحاضر شوم و شما شراب و میوه جات و روغن جمع کرده، در ظروف خود بگذارید و درشهرهایی که برای خود گرفته‌اید ساکن باشید.» bible_en_fa So Jeremiah abode in the court of the prison until the day that Jerusalem was taken: and he was there when Jerusalem was taken. و نیز چون تمامی یهودیانی که در موآب ودر میان بنی عمون و در ادوم و سایر ولایات بودندشنیدند که پادشاه بابل و بقیه‌ای از یهود راواگذاشته و جدلیا ابن اخیقام بن شافان را بر ایشان گماشته است، bible_en_fa In the ninth year of Zedekiah king of Judah, in the tenth month, came Nebuchadrezzar king of Babylon and all his army against Jerusalem, and they beseiged it. آنگاه جمیع یهودیان از هرجایی که پراکنده شده بودند مراجعت کردند و به زمین یهودا نزد جدلیا به مصفه آمدند و شراب ومیوه جات بسیار و فراوان جمع نمودند. bible_en_fa And in the eleventh year of Zedekiah, in the fourth month, the ninth day of the month, the city was broken up. و یوحانان بن قاریح و همه سرداران لشکری که در بیابان بودند نزد جدلیا به مصفه آمدند، bible_en_fa And all the princes of the king of Babylon came in, and sat in the middle gate, even Nergal-sharezer, Samgar-nebo, Sarsechim, Rab-saris, Nergal-sharezer, Rabmag, with all the residue of the princes of the king of Babylon. و او را گفتند: «آیا هیچ می‌دانی که بعلیس پادشاه بنی عمون اسماعیل بن نتنیا رافرستاده است تا تو را بکشد؟» اما جدلیا ابن اخیقام ایشان را باور نکرد. bible_en_fa And it came to pass, that when Zedekiah the king of Judah saw them, and all the men of war, then they fled, and went forth out of the city by night, by the way of the king's garden, by the gate betwixt the two walls: and he went out the way of the plain. پس یوحانان بن قاریح جدلیا را در مصفه خفیه خطاب کرده، گفت: «اذن بده که بروم و اسماعیل بن نتنیا رابکشم و کسی آگاه نخواهد شد. چرا او تو رابکشد و جمیع یهودیانی که نزد تو فراهم آمده اندپراکنده شوند و بقیه یهودیان تلف گردند؟»اماجدلیا ابن اخیقام به یوحانان بن قاریح گفت: «این کار را مکن زیرا که درباره اسماعیل دروغ می‌گویی.» bible_en_fa But the Chaldeans' army pursued after them, and overtook Zedekiah in the plains of Jericho: and when they had taken him, they brought him up to Nebuchadnezzar king of Babylon to Riblah in the land of Hamath, where he gave judgment upon him. اماجدلیا ابن اخیقام به یوحانان بن قاریح گفت: «این کار را مکن زیرا که درباره اسماعیل دروغ می‌گویی.» bible_en_fa Then the king of Babylon slew the sons of Zedekiah in Riblah before his eyes: also the king of Babylon slew all the nobles of Judah. و در ماه هفتم واقع شد که اسماعیل بن نتنیا ابن الیشاماع که از نسل پادشاهان بود با بعضی از روسای پادشاه و ده نفر همراهش نزد جدلیا ابن اخیقام به مصفه آمدند و آنجا درمصفه با هم نان خوردند. bible_en_fa Moreover he put out Zedekiah's eyes, and bound him with chains, to carry him to Babylon. و اسماعیل بن نتنیا وآن ده نفر که همراهش بودند برخاسته، جدلیا ابن اخیقام بن شافان را به شمشیر زدند و او را که پادشاه بابل به حکومت زمین نصب کرده بودکشت. bible_en_fa And the Chaldeans burned the king's house, and the houses of the people, with fire, and brake down the walls of Jerusalem. و اسماعیل تمامی یهودیانی را که همراه او یعنی با جدلیا در مصفه بودند و کلدانیانی را که در آنجا یافت شدند و مردان جنگی را کشت. bible_en_fa Then Nebuzar-adan the captain of the guard carried away captive into Babylon the remnant of the people that remained in the city, and those that fell away, that fell to him, with the rest of the people that remained. و در روز دوم بعد از آنکه جدلیا را کشته بودو کسی از آن اطلاع نیافته بود، bible_en_fa But Nebuzar-adan the captain of the guard left of the poor of the people, which had nothing, in the land of Judah, and gave them vineyards and fields at the same time. هشتاد نفر با ریش تراشیده و گریبان دریده و بدن خراشیده هدایا وبخور با خود آورده، از شکیم و شیلوه و سامره آمدند تا به خانه خداوند ببرند. bible_en_fa Now Nebuchadrezzar king of Babylon gave charge concerning Jeremiah to Nebuzar-adan the captain of the guard, saying, و اسماعیل بن نتنیا به استقبال ایشان از مصفه بیرون آمد و دررفتن گریه می‌کرد و چون به ایشان رسید گفت: «نزد جدلیا ابن اخیقام بیایید.» bible_en_fa Take him, and look well to him, and do him no harm; but do unto him even as he shall say unto thee. و هنگامی که ایشان به میان شهر رسیدند اسماعیل بن نتنیا وکسانی که همراهش بودند ایشان را کشته، درحفره انداختند. bible_en_fa So Nebuzar-adan the captain of the guard sent, and Nebushasban, Rab-saris, and Nergal-sharezer, Rabmag, and all the king of Babylon's princes; اما در میان ایشان ده نفر پیداشدند که به اسماعیل گفتند: «ما را مکش زیرا که ما را ذخیره‌ای از گندم و جو و روغن و عسل درصحرا می‌باشد.» پس ایشان را واگذاشته، در میان برادران ایشان نکشت. bible_en_fa Even they sent, and took Jeremiah out of the court of the prison, and committed him unto Gedaliah the son of Ahikam the son of Shaphan, that he should carry him home: so he dwelt among the people. و حفره‌ای که اسماعیل بدنهای همه کسانی را که به‌سبب جدلیا کشته در آن انداخته بود همان است که آسا پادشاه به‌سبب بعشا پادشاه اسرائیل ساخته بود و اسماعیل بن نتنیا آن را از کشتگان پرکرد. bible_en_fa Now the word of the LORD came unto Jeremiah, while he was shut up in the court of the prison, saying, پس اسماعیل تمامی بقیه قوم را که درمصفه بودند با دختران پادشاه و جمیع کسانی که در مصفه باقی‌مانده بودند که نبوزردان رئیس جلادان به جدلیا ابن اخیقام سپرده بود، اسیر ساخت و اسماعیل بن نتنیا ایشان را اسیر ساخته، می‌رفت تا نزد بنی عمون بگذرد. bible_en_fa Go and speak to Ebed-melech the Ethiopian, saying, Thus saith the LORD of hosts, the God of Israel; Behold, I will bring my words upon this city for evil, and not for good; and they shall be accomplished in that day before thee. اما چون یوحانان بن قاریح و تمامی سرداران لشکری که همراهش بودند از تمامی فتنه‌ای که اسماعیل بن نتنیا کرده بود خبر یافتند، bible_en_fa But I will deliver thee in that day, saith the LORD: and thou shalt not be given into the hand of the men of whom thou art afraid. آنگاه جمیع کسان خود را برداشتند و به قصد مقاتله با اسماعیل بن نتنیا روانه شده، او را نزد دریاچه بزرگ که درجبعون است یافتند. bible_en_fa For I will surely deliver thee, and thou shalt not fall by the sword, but thy life shall be for a prey unto thee: because thou hast put thy trust in me, saith the LORD. و چون جمیع کسانی که بااسماعیل بودند یوحانان بن قاریح و تمامی سرداران لشکر را که همراهش بودند دیدندخوشحال شدند. bible_en_fa The word that came to Jeremiah from the LORD, after that Nebuzar-adan the captain of the guard had let him go from Ramah, when he had taken him being bound in chains among all that were carried away captive of Jerusalem and Judah, which were carried away captive unto Babylon. و تمامی کسانی که اسماعیل از مصفه به اسیری می‌برد روتافته، برگشتند و نزدیوحانان بن قاریح آمدند. bible_en_fa And the captain of the guard took Jeremiah, and said unto him, The LORD thy God hath pronounced this evil upon this place. اما اسماعیل بن نتنیابا هشت نفر از دست یوحانان فرار کرد و نزدبنی عمون رفت. bible_en_fa Now the LORD hath brought it, and done according as he hath said: because ye have sinned against the LORD, and have not obeyed his voice, therefore this thing is come upon you. و یوحانان بن قاریح با همه سرداران لشکرکه همراهش بودند، تمامی بقیه قومی را که ازدست اسماعیل بن نتنیا از مصفه بعد از کشته شدن جدلیا ابن اخیقام خلاصی داده بود بگرفت، یعنی مردان دلیر جنگی و زنان و اطفال و خواجه‌سرایان را که ایشان را در جبعون خلاصی داده بود؛ bible_en_fa And now, behold, I loose thee this day from the chains which were upon thine hand. If it seem good unto thee to come with me into Babylon, come; and I will look well unto thee: but if it seem ill unto thee to come with me into Babylon, forbear: behold, all the land is before thee: whither it seemeth good and convenient for thee to go, thither go. و ایشان رفته، در جیروت کمهام که نزدبیت لحم است منزل گرفتند تا بروند و به مصرداخل شوند،به‌سبب کلدانیان زیرا که از ایشان می‌ترسیدند چونکه اسماعیل بن نتنیا جدلیا ابن اخیقام را که پادشاه بابل او را حاکم زمین قرار داده بود کشته بود. bible_en_fa Now while he was not yet gone back, he said, Go back also to Gedaliah the son of Ahikam the son of Shaphan, whom the king of Babylon hath made governor over the cities of Judah, and dwell with him among the people: or go wheresoever it seemeth convenient unto thee to go. So the captain of the guard gave him victuals and a reward, and let him go. به‌سبب کلدانیان زیرا که از ایشان می‌ترسیدند چونکه اسماعیل بن نتنیا جدلیا ابن اخیقام را که پادشاه بابل او را حاکم زمین قرار داده بود کشته بود. bible_en_fa Then went Jeremiah unto Gedaliah the son of Ahikam to Mizpah; and dwelt with him among the people that were left in the land. پس تمامی سرداران لشکر و یوحانان بن قاریح و یزنیا ابن هوشعیا و تمامی خلق از خرد و بزرگ پیش آمدند، bible_en_fa Now when all the captains of the forces which were in the fields, even they and their men, heard that the king of Babylon had made Gedaliah the son of Ahikam governor in the land, and had committed unto him men, and women, and children, and of the poor of the land, of them that were not carried away captive to Babylon; و به ارمیا نبی گفتند: «تمنا اینکه التماس ما نزد تو پذیرفته شودو به جهت ما و به جهت تمامی این بقیه نزد یهوه خدای خود مسالت نمایی زیرا که ما قلیلی ازکثیر باقی‌مانده‌ایم چنانکه چشمانت ما را می‌بیند. bible_en_fa Then they came to Gedaliah to Mizpah, even Ishmael the son of Nethaniah, and Johanan and Jonathan the sons of Kareah, and Seraiah the son of Tanhumeth, and the sons of Ephai the Netophathite, and Jezaniah the son of a Maachathite, they and their men. تا یهوه خدایت ما را به راهی که باید برویم و به‌کاری که باید بکنیم اعلام نماید.» bible_en_fa And Gedaliah the son of Ahikam the son of Shaphan sware unto them and to their men, saying, Fear not to serve the Chaldeans: dwell in the land, and serve the king of Babylon, and it shall be well with you. پس ارمیای نبی به ایشان گفت: «شنیدم. اینک من برحسب آنچه به من گفته‌اید، نزد یهوه خدای شما مسالت خواهم نمود و هر‌چه خداوند در جواب شما بگوید به شما اطلاع خواهم داد و چیزی از شما باز نخواهم داشت.» bible_en_fa As for me, behold, I will dwell at Mizpah to serve the Chaldeans, which will come unto us: but ye, gather ye wine, and summer fruits, and oil, and put them in your vessels, and dwell in your cities that ye have taken. ایشان به ارمیا گفتند: «خداوند در میان ماشاهد راست و امین باشد که برحسب تمامی کلامی که یهوه خدایت به واسطه تو نزد ما بفرستدعمل خواهیم نمود. bible_en_fa Likewise when all the Jews that were in Moab, and among the Ammonites, and in Edom, and that were in all the countries, heard that the king of Babylon had left a remnant of Judah, and that he had set over them Gedaliah the son of Ahikam the son of Shaphan; خواه نیکو باشد و خواه بد، کلام یهوه خدای خود را که تو را نزد اومی فرستیم اطاعت خواهیم نمود تا آنکه قول یهوه خدای خود را اطاعت نموده، برای ماسعادتمندی بشود.» bible_en_fa Even all the Jews returned out of all places whither they were driven, and came to the land of Judah, to Gedaliah, unto Mizpah, and gathered wine and summer fruits very much. و بعد از ده روز واقع شد که کلام خداوند برارمیا نازل شد. bible_en_fa Moreover Johanan the son of Kareah, and all the captains of the forces that were in the fields, came to Gedaliah to Mizpah, پس یوحانان بن قاریح و همه سرداران لشکر که همراهش بودند و تمامی قوم رااز کوچک و بزرگ خطاب کرده، bible_en_fa And said unto him, Dost thou certainly know that Baalis the king of the Ammonites hath sent Ishmael the son of Nethaniah to slay thee? But Gedaliah the son of Ahikam believed them not. به ایشان گفت: «یهوه خدای اسرائیل که شما مرا نزد وی فرستادید تا دعای شما را به حضور او برسانم چنین می‌فرماید: bible_en_fa Then Johanan the son of Kareah spake to Gedaliah in Mizpah secretly, saying, Let me go, I pray thee, and I will slay Ishmael the son of Nethaniah, and no man shall know it: wherefore should he slay thee, that all the Jews which are gathered unto thee should be scattered, and the remnant in Judah perish? اگر فی الحقیقه در این زمین بمانید آنگاه شما را بنا نموده، منهدم نخواهم ساخت و غرس کرده، نخواهم کند، زیرا از بلایی که به شما رسانیدم پشیمان شدم. bible_en_fa But Gedaliah the son of Ahikam said unto Johanan the son of Kareah, Thou shalt not do this thing: for thou speakest falsely of Ishmael. از پادشاه بابل که از او بیم دارید ترسان مباشید. بلی خداوندمی گوید از او ترسان مباشید زیرا که من با شماهستم تا شما را نجات‌بخشم و شما را از دست او رهایی دهم. bible_en_fa Now it came to pass in the seventh month, that Ishmael the son of Nethaniah the son of Elishama, of the seed royal, and the princes of the king, even ten men with him, came unto Gedaliah the son of Ahikam to Mizpah; and there they did eat bread together in Mizpah. و من بر شما رحمت خواهم فرمود تا او بر شما لطف نماید و شما را به زمین خودتان پس بفرستد. bible_en_fa Then arose Ishmael the son of Nethaniah, and the ten men that were with him, and smote Gedaliah the son of Ahikam the son of Shaphan with the sword, and slew him, whom the king of Babylon had made governor over the land. اما اگر گویید که در این زمین نخواهیم ماند و اگر سخن یهوه خدای خودرا گوش نگیرید، bible_en_fa Ishmael also slew all the Jews that were with him, even with Gedaliah, at Mizpah, and the Chaldeans that were found there, and the men of war. و بگویید نی بلکه به زمین مصر خواهیم رفت زیرا که در آنجا جنگ نخواهیم دید و آواز کرنا نخواهیم شنید و برای نان گرسنه نخواهیم شد و در آنجا ساکن خواهیم شد، bible_en_fa And it came to pass the second day after he had slain Gedaliah, and no man knew it, پس حال بنابراین‌ای بقیه یهودا کلام خداوند را بشنوید: یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: اگر به رفتن به مصر جازم می‌باشید و اگر در آنجا رفته، ساکن شوید، bible_en_fa That there came certain from Shechem, from Shiloh, and from Samaria, even fourscore men, having their beards shaven, and their clothes rent, and having cut themselves, with offerings and incense in their hand, to bring them to the house of the LORD. آنگاه شمشیری که از آن می‌ترسید البته آنجادر مصر به شما خواهد رسید و قحطی که از آن هراسان هستید آنجا در مصر شما را خواهددریافت و در آنجا خواهید مرد. bible_en_fa And Ishmael the son of Nethaniah went forth from Mizpah to meet them, weeping all along as he went: and it came to pass, as he met them, he said unto them, Come to Gedaliah the son of Ahikam. و جمیع کسانی که برای رفتن به مصر و سکونت در آنجاجازم شده‌اند، از شمشیر و قحط و وبا خواهندمرد و احدی از ایشان از آن بلایی که من بر ایشان می‌رسانم باقی نخواهد ماند و خلاصی نخواهدیافت. bible_en_fa And it was so, when they came into the midst of the city, that Ishmael the son of Nethaniah slew them, and cast them into the midst of the pit, he, and the men that were with him. زیرا که یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: چنانکه خشم و غضب من برساکنان اورشلیم ریخته شد، همچنان غضب من به مجرد ورود شما به مصر بر شما ریخته خواهدشد و شما مورد نفرین و دهشت و لعنت و عارخواهید شد و این مکان را دیگر نخواهید دید.» bible_en_fa But ten men were found among them that said unto Ishmael, Slay us not: for we have treasures in the field, of wheat, and of barley, and of oil, and of honey. So he forbare, and slew them not among their brethren. ‌ای بقیه یهودا خداوند به شما می‌گوید به مصرمروید، یقین بدانید که من امروز شما را تهدیدنمودم. bible_en_fa Now the pit wherein Ishmael had cast all the dead bodies of the men, whom he had slain because of Gedaliah, was it which Asa the king had made for fear of Baasha king of Israel: and Ishmael the son of Nethaniah filled it with them that were slain. زیرا خویشتن را فریب دادید چونکه مرا نزد یهوه خدای خود فرستاده، گفتید که برای ما نزد یهوه خدای ما مسالت نما و ما را موافق هرآنچه یهوه خدای ما بگوید، مخبر ساز و آن را بعمل خواهیم آورد. bible_en_fa Then Ishmael carried away captive all the residue of the people that were in Mizpah, even the king's daughters, and all the people that remained in Mizpah, whom Nebuzar-adan the captain of the guard had committed to Gedaliah the son of Ahikam: and Ishmael the son of Nethaniah carried them away captive, and departed to go over to the Ammonites. پس امروز شما را مخبرساختم اما شما نه به قول یهوه خدای خود و نه بهیچ‌چیزی که به واسطه من نزد شما فرستادگوش گرفتید.پس الان یقین بدانید که شما درمکانی که می‌خواهید بروید و در آن ساکن شویداز شمشیر و قحط و وبا خواهید مرد.» bible_en_fa But when Johanan the son of Kareah, and all the captains of the forces that were with him, heard of all the evil that Ishmael the son of Nethaniah had done, پس الان یقین بدانید که شما درمکانی که می‌خواهید بروید و در آن ساکن شویداز شمشیر و قحط و وبا خواهید مرد.» bible_en_fa Then they took all the men, and went to fight with Ishmael the son of Nethaniah, and found him by the great waters that are in Gibeon. و چون ارمیا فارغ شد از گفتن به تمامی قوم، تمامی کلام یهوه خدای ایشان راکه یهوه خدای ایشان آن را به واسطه او نزد ایشان فرستاده بود یعنی جمیع این سخنان را، bible_en_fa Now it came to pass, that when all the people which were with Ishmael saw Johanan the son of Kareah, and all the captains of the forces that were with him, then they were glad. آنگاه عزریا ابن هوشعیا و یوحانان بن قاریح و جمیع مردان متکبر، ارمیا را خطاب کرده، گفتند: «تودروغ می‌گویی، یهوه خدای ما تو را نفرستاده است تا بگویی به مصر مروید و در آنجا سکونت منمایید. bible_en_fa So all the people that Ishmael had carried away captive from Mizpah cast about and returned, and went unto Johanan the son of Kareah. بلکه باروک بن نیریا تو را بر مابرانگیخته است تا ما را به‌دست کلدانیان تسلیم نموده، ایشان ما را بکشند و به بابل به اسیری ببرند.» bible_en_fa But Ishmael the son of Nethaniah escaped from Johanan with eight men, and went to the Ammonites. و یوحانان بن قاریح و همه سرداران لشکر وتمامی قوم فرمان خداوند را که در زمین یهودابمانند، اطاعت ننمودند. bible_en_fa Then took Johanan the son of Kareah, and all the captains of the forces that were with him, all the remnant of the people whom he had recovered from Ishmael the son of Nethaniah, from Mizpah, after that he had slain Gedaliah the son of Ahikam, even mighty men of war, and the women, and the children, and the eunuchs, whom he had brought again from Gibeon: بلکه یوحانان بن قاریح و همه سرداران لشکر، بقیه یهودا را که از میان تمامی امت هایی که در میان آنها پراکنده شده بودند برگشته، در زمین یهودا ساکن شده بودندگرفتند. bible_en_fa And they departed, and dwelt in the habitation of Chimham, which is by Bethlehem, to go to enter into Egypt, یعنی مردان و زنان و اطفال و دختران پادشاه و همه کسانی را که نبوزردان رئیس جلادان، به جدلیا ابن اخیقام بن شافان سپرده بود وارمیای نبی و باروک بن نیریا را. bible_en_fa Because of the Chaldeans: for they were afraid of them, because Ishmael the son of Nethaniah had slain Gedaliah the son of Ahikam, whom the king of Babylon made governor in the land. و به زمین مصررفتند زیرا که قول خداوند را گوش نگرفتند و به تحفنحیس آمدند. bible_en_fa Then all the captains of the forces, and Johanan the son of Kareah, and Jezaniah the son of Hoshaiah, and all the people from the least even unto the greatest, came near, پس کلام خداوند در تحفنحیس بر ارمیانازل شده، گفت: bible_en_fa And said unto Jeremiah the prophet, Let, we beseech thee, our supplication be accepted before thee, and pray for us unto the LORD thy God, even for all this remnant; (for we are left but a few of many, as thine eyes do behold us:) «سنگهای بزرگ به‌دست خودبگیر و آنها را در نظر مردان یهودا در سعه‌ای که نزد دروازه خانه فرعون در تحفنحیس است با گچ بپوشان. bible_en_fa That the LORD thy God may shew us the way wherein we may walk, and the thing that we may do. و به ایشان بگو که یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: اینک من فرستاده، بنده خود نبوکدرصر پادشاه بابل را خواهم گرفت و کرسی او را بر این سنگهایی که پوشانیدم خواهم نهاد و او سایبان خود را بر آنها خواهدبرافراشت. bible_en_fa Then Jeremiah the prophet said unto them, I have heard you; behold, I will pray unto the LORD your God according to your words; and it shall come to pass, that whatsoever thing the LORD shall answer you, I will declare it unto you; I will keep nothing back from you. و آمده، زمین مصر را خواهد زد وآنانی را که مستوجب موت‌اند به موت و آنانی راکه مستوجب اسیری‌اند به اسیری و آنانی را که مستوجب شمشیرند به شمشیر (خواهد سپرد). bible_en_fa Then they said to Jeremiah, The LORD be a true and faithful witness between us, if we do not even according to all things for the which the LORD thy God shall send thee to us. و آتشی در خانه های خدایان مصر خواهم افروخت و آنها را خواهد سوزانید و به اسیری خواهد برد و خویشتن را به زمین مصر ملبس خواهد ساخت مثل شبانی که خویشتن را به‌جامه خود ملبس سازد و از آنجا به سلامتی بیرون خواهد رفت.و تمثالهای بیت شمس را که درزمین مصر است خواهد شکست و خانه های خدایان مصر را به آتش خواهد سوزانید.» bible_en_fa Whether it be good, or whether it be evil, we will obey the voice of the LORD our God, to whom we send thee; that it may be well with us, when we obey the voice of the LORD our God. و تمثالهای بیت شمس را که درزمین مصر است خواهد شکست و خانه های خدایان مصر را به آتش خواهد سوزانید.» bible_en_fa And it came to pass after ten days, that the word of the LORD came unto Jeremiah. کلامی که درباره تمامی یهود که درزمین مصر ساکن بودند و در مجدل وتحفنحیس و نوف و زمین فتروس سکونت داشتند، به ارمیا نازل شده، گفت: bible_en_fa Then called he Johanan the son of Kareah, and all the captains of the forces which were with him, and all the people from the least even to the greatest, «یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌فرماید: شماتمامی بلایی را که من بر اورشلیم و تمامی شهرهای یهودا وارد آوردم دیدید که اینک امروز خراب شده است و ساکنی در آنها نیست. bible_en_fa And said unto them, Thus saith the LORD, the God of Israel, unto whom ye sent me to present your supplication before him; به‌سبب شرارتی که کردند و خشم مرا بهیجان آوردند از اینکه رفته، بخور‌سوزانیدند و خدایان غیر را که نه ایشان و نه شما و نه پدران شما آنها راشناخته بودید عبادت نمودند. bible_en_fa If ye will still abide in this land, then will I build you, and not pull you down, and I will plant you, and not pluck you up: for I repent me of the evil that I have done unto you. و من جمیع بندگان خود انبیا را نزد شما فرستادم و صبح زودبرخاسته، ایشان را ارسال نموده، گفتم این رجاست را که من از آن نفرت دارم بعمل نیاورید. bible_en_fa Be not afraid of the king of Babylon, of whom ye are afraid; be not afraid of him, saith the LORD: for I am with you to save you, and to deliver you from his hand. اما ایشان نشنیدند و گوش خود را فرا نداشتند تااز شرارت خود بازگشت نمایند و برای خدایان غیر بخور نسوزانند. bible_en_fa And I will shew mercies unto you, that he may have mercy upon you, and cause you to return to your own land. بنابراین خشم و غضب من ریخته و بر شهرهای یهودا و کوچه های اورشلیم افروخته گردید که آنها مثل امروز خراب و ویران گردیده است. bible_en_fa But if ye say, We will not dwell in this land, neither obey the voice of the LORD your God, پس حال یهوه خدای صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: شما چرا این شرارت عظیم را بر جان خود وارد می‌آورید تاخویشتن را از مرد و زن و طفل و شیرخواره ازمیان یهودا منقطع سازید و از برای خود بقیه‌ای نگذارید؟ bible_en_fa Saying, No; but we will go into the land of Egypt, where we shall see no war, nor hear the sound of the trumpet, nor have hunger of bread; and there will we dwell: زیرا که در زمین مصر که به آنجا برای سکونت رفته‌اید برای خدایان غیر بخورسوزانیده، خشم مرا به اعمال دستهای خود به هیجان می‌آورید تا من شما را منقطع سازم و شمادر میان تمامی امت های زمین مورد لعنت و عاربشوید. bible_en_fa And now therefore hear the word of the LORD, ye remnant of Judah; Thus saith the LORD of hosts, the God of Israel; If ye wholly set your faces to enter into Egypt, and go to sojourn there; آیا شرارت پدران خود و شرارت پادشاهان یهودا و شرارت زنان ایشان و شرارت خود و شرارت زنان خویش را که در زمین یهودا وکوچه های اورشلیم بعمل آوردید، فراموش کرده‌اید؟ bible_en_fa Then it shall come to pass, that the sword, which ye feared, shall overtake you there in the land of Egypt, and the famine, whereof ye were afraid, shall follow close after you there in Egypt; and there ye shall die. و تا امروز متواضع نشده و ترسان نگشته‌اند و به شریعت و فرایض من که به حضورشما و به حضور پدران شما گذاشته‌ام، سالک نگردیده‌اند. bible_en_fa So shall it be with all the men that set their faces to go into Egypt to sojourn there; they shall die by the sword, by the famine, and by the pestilence: and none of them shall remain or escape from the evil that I will bring upon them. «بنابراین یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: اینک من روی خود را بر شما به بلا می‌گردانم تا تمامی یهودا را هلاک کنم. bible_en_fa For thus saith the LORD of hosts, the God of Israel; As mine anger and my fury hath been poured forth upon the inhabitants of Jerusalem; so shall my fury be poured forth upon you, when ye shall enter into Egypt: and ye shall be an execration, and an astonishment, and a curse, and a reproach; and ye shall see this place no more. وبقیه یهودا را که رفتن به مصر و ساکن شدن در آنجارا جزم نموده‌اند، خواهم گرفت تا جمیع ایشان در زمین مصر هلاک شوند. و ایشان به شمشیر وقحط خواهند افتاد و از خرد و بزرگ به شمشیر وقحط تلف شده، خواهند مرد و مورد نفرین ودهشت و لعنت و عار خواهند گردید. bible_en_fa The LORD hath said concerning you, O ye remnant of Judah; Go ye not into Egypt: know certainly that I have admonished you this day. و به آنانی که در زمین مصر ساکن شوند به شمشیروقحط و وبا عقوبت خواهم رسانید. چنانکه به اورشلیم عقوبت رسانیدم. bible_en_fa For ye dissembled in your hearts, when ye sent me unto the LORD your God, saying, Pray for us unto the LORD our God; and according unto all that the LORD our God shall say, so declare unto us, and we will do it. و از بقیه یهودا که به زمین مصر رفته، در آنجا سکونت پذیرند احدی خلاصی نخواهد یافت و باقی نخواهد ماند تا به زمین یهودا که ایشان مشتاق برگشتن و ساکن شدن در آنجا خواهند شد مراجعت نماید. زیرا احدی از ایشان غیر از ناجیان مراجعت نخواهد کرد.» bible_en_fa And now I have this day declared it to you; but ye have not obeyed the voice of the LORD your God, nor any thing for the which he hath sent me unto you. آنگاه تمامی مردانی که آگاه بودند که زنان ایشان برای خدایان غیر بخور می‌سوزانند وجمیع زنانی که حاضر بودند با گروهی عظیم وتمامی کسانی که در زمین مصر در فتروس ساکن بودند، در جواب ارمیا گفتند: bible_en_fa Now therefore know certainly that ye shall die by the sword, by the famine, and by the pestilence, in the place whither ye desire to go and to sojourn. «ما تو را در این کلامی که به اسم خداوند به ما گفتی گوش نخواهیم گرفت. bible_en_fa And it came to pass, that when Jeremiah had made an end of speaking unto all the people all the words of the LORD their God, for which the LORD their God had sent him to them, even all these words, بلکه بهر چیزی که از دهان ماصادر شود البته عمل خواهیم نمود و برای ملکه آسمان بخور‌سوزانیده، هدیه ریختنی به جهت او خواهیم ریخت چنانکه خود ما و پدران ما وپادشاهان و سروران ما در شهرهای یهودا وکوچه های اورشلیم می‌کردیم. زیرا که در آن زمان از نان سیر شده، سعادتمند می‌بودیم و بلا رانمی دیدیم. bible_en_fa Then spake Azariah the son of Hoshaiah, and Johanan the son of Kareah, and all the proud men, saying unto Jeremiah, Thou speakest falsely: the LORD our God hath not sent thee to say, Go not into Egypt to sojourn there: اما از زمانی که بخور‌سوزانیدن رابرای ملکه آسمان و ریختن هدایای ریختنی را به جهت او ترک نمودیم، محتاج همه‌چیز شدیم و به شمشیر و قحط هلاک گردیدیم. bible_en_fa But Baruch the son of Neriah setteth thee on against us, for to deliver us into the hand of the Chaldeans, that they might put us to death, and carry us away captives into Babylon. و چون به جهت ملکه آسمان بخور می‌سوزانیدیم و هدیه ریختنی برای او می‌ریختیم، آیا بی‌اطلاع شوهران خویش قرصها به شبیه او می‌پختیم وهدیه ریختنی به جهت او می‌ریختیم؟» bible_en_fa So Johanan the son of Kareah, and all the captains of the forces, and all the people, obeyed not the voice of the LORD, to dwell in the land of Judah. پس ارمیا تمامی قوم را از مردان و زنان وهمه کسانی که این جواب را بدو داده بودندخطاب کرده، گفت: bible_en_fa But Johanan the son of Kareah, and all the captains of the forces, took all the remnant of Judah, that were returned from all nations, whither they had been driven, to dwell in the land of Judah; «آیا خداوند بخوری را که شما و پدران شما و پادشاهان و سروران شما واهل ملک در شهرهای یهودا و کوچه های اورشلیم سوزانیدند، بیاد نیاورده و آیا به‌خاطر اوخطور نکرده است؟ bible_en_fa Even men, and women, and children, and the king's daughters, and every person that Nebuzar-adan the captain of the guard had left with Gedaliah the son of Ahikam the son of Shaphan, and Jeremiah the prophet, and Baruch the son of Neriah. چنانکه خداوند به‌سبب شرارت اعمال شما و رجاساتی که بعمل آورده بودید، دیگر نتوانست تحمل نماید. لهذا زمین شما ویران و مورد دهشت و لعنت و غیرمسکون گردیده، چنانکه امروز شده است. bible_en_fa So they came into the land of Egypt: for they obeyed not the voice of the LORD: thus came they even to Tahpanhes. چونکه بخور‌سوزانیدید و به خداوند گناه ورزیده، به قول خداوند گوش ندادید و به شریعت و فرایض و شهادات او سلوک ننمودید، بنابراین این بلا مثل امروز بر شما وارد شده است.» bible_en_fa Then came the word of the LORD unto Jeremiah in Tahpanhes, saying, و ارمیا به تمامی قوم و به جمیع زنان گفت: «ای تمامی یهودا که در زمین مصر هستید کلام خداوند را بشنوید! bible_en_fa Take great stones in thine hand, and hide them in the clay in the brickkiln, which is at the entry of Pharaoh's house in Tahpanhes, in the sight of the men of Judah; یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: شما و زنان شما هم بادهان خود تکلم می‌نمایید و هم با دستهای خودبجا می‌آورید و می‌گویید نذرهایی را که کردیم البته وفا خواهیم نمود و بخور برای ملکه آسمان خواهیم سوزانید و هدایای ریختنی برای اوخواهیم ریخت. پس نذرهای خود را استوارخواهید کرد و نذرهای خود را وفا خواهید نمود. bible_en_fa And say unto them, Thus saith the LORD of hosts, the God of Israel; Behold, I will send and take Nebuchadrezzar the king of Babylon, my servant, and will set his throne upon these stones that I have hid; and he shall spread his royal pavilion over them. بنابراین‌ای تمامی یهودا که در زمین مصرساکن هستید کلام خداوند را بشنوید. اینک خداوند می‌گوید: من به اسم عظیم خود قسم خوردم که اسم من بار دیگر به دهان هیچکدام ازیهود در تمامی زمین مصر آورده نخواهد شد ونخواهند گفت: به حیات خداوند یهوه قسم. bible_en_fa And when he cometh, he shall smite the land of Egypt, and deliver such as are for death to death; and such as are for captivity to captivity; and such as are for the sword to the sword. اینک من بر ایشان به بدی مراقب خواهم بود ونه به نیکویی تا جمیع مردان یهودا که در زمین مصر می‌باشند به شمشیر و قحط هلاک شده، تمام شوند. bible_en_fa And I will kindle a fire in the houses of the gods of Egypt; and he shall burn them, and carry them away captives: and he shall array himself with the land of Egypt, as a shepherd putteth on his garment; and he shall go forth from thence in peace. لیکن عدد قلیلی از شمشیر رهایی یافته، از زمین مصر به زمین یهودا مراجعت خواهند نمود و تمامی بقیه یهودا که به جهت سکونت آنجا در زمین مصر رفته‌اند، خواهنددانست که کلام کدام‌یک از من و ایشان استوارخواهد شد. bible_en_fa He shall break also the images of Beth-shemesh, that is in the land of Egypt; and the houses of the gods of the Egyptians shall he burn with fire. و خداوند می‌گوید: این است علامت برای شما که من در اینجا به شما عقوبت خواهم رسانید تا بدانید که کلام من درباره شماالبته به بدی استوار خواهد شد.خداوند چنین می‌گوید: اینک من فرعون حفرع پادشاه مصر را به‌دست دشمنانش و به‌دست آنانی که قصد جان اودارند تسلیم خواهم کرد. چنانکه صدقیا پادشاه یهودا را به‌دست دشمنش نبوکدرصر پادشاه بابل که قصد جان او می‌داشت، تسلیم نمودم.» bible_en_fa The word that came to Jeremiah concerning all the Jews which dwell in the land of Egypt, which dwell at Migdol, and at Tahpanhes, and at Noph, and in the country of Pathros, saying, خداوند چنین می‌گوید: اینک من فرعون حفرع پادشاه مصر را به‌دست دشمنانش و به‌دست آنانی که قصد جان اودارند تسلیم خواهم کرد. چنانکه صدقیا پادشاه یهودا را به‌دست دشمنش نبوکدرصر پادشاه بابل که قصد جان او می‌داشت، تسلیم نمودم.» bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts, the God of Israel; Ye have seen all the evil that I have brought upon Jerusalem, and upon all the cities of Judah; and, behold, this day they are a desolation, and no man dwelleth therein, کلامی که ارمیا نبی به باروک بن نیریاخطاب کرده، گفت، هنگامی که این سخنان را از دهان ارمیا در سال چهارم یهویاقیم بن یوشیا پادشاه یهودا در طومار نوشت: bible_en_fa Because of their wickedness which they have committed to provoke me to anger, in that they went to burn incense, and to serve other gods, whom they knew not, neither they, ye, nor your fathers. «ای باروک یهوه خدای اسرائیل به تو چنین می فرماید: bible_en_fa Howbeit I sent unto you all my servants the prophets, rising early and sending them, saying, Oh, do not this abominable thing that I hate. تو گفته‌ای وای بر من زیرا خداوند بردرد من غم افزوده است. از ناله کشیدن خسته شده‌ام و استراحت نمی یابم. bible_en_fa But they hearkened not, nor inclined their ear to turn from their wickedness, to burn no incense unto other gods. او را چنین بگو، خداوند چنین می‌فرماید: آنچه بنا کرده‌ام، منهدم خواهم ساخت و آنچه غرس نموده‌ام یعنی تمامی این زمین را، از ریشه خواهم کند.و آیا توچیزهای بزرگ برای خویشتن می‌طلبی؟ آنها راطلب منما زیرا خداوند می‌گوید: اینک من برتمامی بشر بلا خواهم رسانید. اما در هر جایی که بروی جانت را به تو به غنیمت خواهم بخشید.» bible_en_fa Wherefore my fury and mine anger was poured forth, and was kindled in the cities of Judah and in the streets of Jerusalem; and they are wasted and desolate, as at this day. و آیا توچیزهای بزرگ برای خویشتن می‌طلبی؟ آنها راطلب منما زیرا خداوند می‌گوید: اینک من برتمامی بشر بلا خواهم رسانید. اما در هر جایی که بروی جانت را به تو به غنیمت خواهم بخشید.» bible_en_fa Therefore now this saith the LORD, the God of hosts, the God of Israel; Wherefore commit ye this great evil against your souls, to cut off from you man and woman, child and suckling, out of Judah, to leave you none to remain; کلام خداوند درباره امت‌ها که به ارمیانازل شد؛ bible_en_fa In that ye provoke me unto wrath with the works of your hands, burning incense unto other gods in the land of Egypt, whither ye be gone to dwell, that ye might cut yourselves off, and that ye might be a curse and a reproach among all the nations of the earth? درباره مصر و لشکر فرعون نکو که نزد نهر فرات در کرکمیش بودند ونبوکدرصر پادشاه بابل ایشان را در سال چهارم یهویاقیم بن یوشیا پادشاه یهودا شکست داد: bible_en_fa Have ye forgotten the wickedness of your fathers, and the wickedness of the kings of Judah, and the wickedness of their wives, and your own wickedness, and the wickedness of your wives, which they have committed in the land of Judah, and in the streets of Jerusalem? «مجن و سپر را حاضر کنید و برای جنگ نزدیک آیید. bible_en_fa They are not humbled even unto this day, neither have they feared, nor walked in my law, nor in my statutes, that I set before you and before your fathers. ‌ای سواران اسبان را بیارایید و سوار شویدو با خودهای خود بایستید. نیزه‌ها را صیقل دهیدو زره‌ها را بپوشید. bible_en_fa Therefore thus saith the LORD of hosts, the God of Israel; Behold, I will set my face against you for evil, and to cut off all Judah. خداوند می‌گوید: چرا ایشان را می‌بینم که هراسان شده، به عقب برمی گردند وشجاعان ایشان خرد شده، بالکل منهزم می‌شوندو به عقب نمی نگرند، زیرا که خوف از هر طرف می‌باشد. bible_en_fa And I will take the remnant of Judah, that have set their faces to go into the land of Egypt to sojourn there, and they shall all be consumed, and fall in the land of Egypt; they shall even be consumed by the sword and by the famine: they shall die, from the least even unto the greatest, by the sword and by the famine: and they shall be an execration, and an astonishment, and a curse, and a reproach. تیزروان فرار نکنند و زورآوران رهایی نیابند. بطرف شمال به کنار نهر فرات می‌لغزند ومی افتند. bible_en_fa For I will punish them that dwell in the land of Egypt, as I have punished Jerusalem, by the sword, by the famine, and by the pestilence: این کیست که مانند رود نیل سیلان کرده است و آبهای او مثل نهرهایش متلاطم می‌گردد؟ bible_en_fa So that none of the remnant of Judah, which are gone into the land of Egypt to sojourn there, shall escape or remain, that they should return into the land of Judah, to the which they have a desire to return to dwell there: for none shall return but such as shall escape. مصر مانند رود نیل سیلان کرده است و آبهایش مثل نهرها متلاطم گشته، می‌گوید: من سیلان کرده، زمین را خواهم پوشانید و شهر وساکنانش را هلاک خواهم ساخت. bible_en_fa Then all the men which knew that their wives had burned incense unto other gods, and all the women that stood by, a great multitude, even all the people that dwelt in the land of Egypt, in Pathros, answered Jeremiah, saying, ‌ای اسبان، برآیید و‌ای ارابه‌ها تند بروید و شجاعان بیرون بروند. ای اهل حبش و فوت که سپرداران هستیدو‌ای لودیان که کمان را می‌گیرید و آن رامی کشید. bible_en_fa As for the word that thou hast spoken unto us in the name of the LORD, we will not hearken unto thee. زیرا که آن روز روز انتقام خداوندیهوه صبایوت می‌باشد که از دشمنان خود انتقام بگیرد. پس شمشیر هلاک کرده، سیر می‌شود و ازخون ایشان مست می‌گردد. زیرا خداوند یهوه صبایوت در زمین شمال نزد نهر فرات ذبحی دارد. bible_en_fa But we will certainly do whatsoever thing goeth forth out of our own mouth, to burn incense unto the queen of heaven, and to pour out drink offerings unto her, as we have done, we, and our fathers, our kings, and our princes, in the cities of Judah, and in the streets of Jerusalem: for then had we plenty of victuals, and were well, and saw no evil. ‌ای باکره دختر مصر به جلعاد برآی وبلسان بگیر. درمانهای زیاد را عبث به‌کار می‌بری. برای تو علاج نیست. bible_en_fa But since we left off to burn incense to the queen of heaven, and to pour out drink offerings unto her, we have wanted all things, and have been consumed by the sword and by the famine. امت‌ها رسوایی تو رامی شنوند و جهان از ناله تو پر شده است زیرا که شجاع بر شجاع می‌لغزد و هر دوی ایشان با هم می‌افتند.» bible_en_fa And when we burned incense to the queen of heaven, and poured out drink offerings unto her, did we make her cakes to worship her, and pour out drink offerings unto her, without our men? کلامی که خداوند درباره آمدن نبوکدرصرپادشاه بابل و مغلوب ساختن زمین مصر به ارمیانبی گفت: bible_en_fa Then Jeremiah said unto all the people, to the men, and to the women, and to all the people which had given him that answer, saying, «به مصر خبر دهید و به مجدل اعلام نمایید و به نوف و تحفنحیس اطلاع دهید. بگویید برپا شوید و خویشتن را آماده سازید زیراکه شمشیر مجاورانت را هلاک کرده است. bible_en_fa The incense that ye burned in the cities of Judah, and in the streets of Jerusalem, ye, and your fathers, your kings, and your princes, and the people of the land, did not the LORD remember them, and came it not into his mind? زورآورانت چرا به زیر افکنده می‌شوند ونمی توانند ایستاد؟ زیرا خداوند ایشان را پراکنده ساخته است. bible_en_fa So that the LORD could no longer bear, because of the evil of your doings, and because of the abominations which ye have committed; therefore is your land a desolation, and an astonishment, and a curse, without an inhabitant, as at this day. بسیاری را لغزانیده است و ایشان بر یکدیگر می‌افتند، و می‌گویند: برخیزید و ازشمشیر بران نزد قوم خود و به زمین مولد خویش برگردیم. bible_en_fa Because ye have burned incense, and because ye have sinned against the LORD, and have not obeyed the voice of the LORD, nor walked in his law, nor in his statutes, nor in his testimonies; therefore this evil is happened unto you, as at this day. در آنجا فرعون، پادشاه مصر را هالک می‌نامند و فرصت را از دست داده است. bible_en_fa Moreover Jeremiah said unto all the people, and to all the women, Hear the word of the LORD, all Judah that are in the land of Egypt: پادشاه که نام او یهوه صبایوت می‌باشد می گوید به حیات خودم قسم که او مثل تابور، درمیان کوهها و مانند کرمل، نزد دریا خواهد آمد. bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts, the God of Israel, saying; Ye and your wives have both spoken with your mouths, and fulfilled with your hand, saying, We will surely perform our vows that we have vowed, to burn incense to the queen of heaven, and to pour out drink offerings unto her: ye will surely accomplish your vows, and surely perform your vows. ‌ای دختر مصر که در (امنیت ) ساکن هستی، اسباب جلای وطن را برای خود مهیا ساز زیرا که نوف ویران و سوخته و غیرمسکون گردیده است. bible_en_fa Therefore hear ye the word of the LORD, all Judah that dwell in the land of Egypt; Behold, I have sworn by my great name, saith the LORD, that my name shall no more be named in the mouth of any man of Judah in all the land of Egypt, saying, The Lord GOD liveth. مصر گوساله بسیار نیکو منظر است اما هلاکت از طرف شمال می‌آید و می‌آید. bible_en_fa Behold, I will watch over them for evil, and not for good: and all the men of Judah that are in the land of Egypt shall be consumed by the sword and by the famine, until there be an end of them. سپاهیان به مزد گرفته او در میانش مثل گوساله های پرواری می‌باشند. زیرا که ایشان نیز روتافته، با هم فرارمی کنند و نمی ایستند. چونکه روز هلاکت ایشان و وقت عقوبت ایشان بر ایشان رسیده است. bible_en_fa Yet a small number that escape the sword shall return out of the land of Egypt into the land of Judah, and all the remnant of Judah, that are gone into the land of Egypt to sojourn there, shall know whose words shall stand, mine, or theirs. آوازه آن مثل مار می‌رود زیرا که آنها با قوت می‌خرامند و با تبرها مثل چوب بران بر اومی آیند. bible_en_fa And this shall be a sign unto you, saith the LORD, that I will punish you in this place, that ye may know that my words shall surely stand against you for evil: خداوند می‌گوید که جنگل او را قطع خواهند نمود اگر‌چه لایحصی می‌باشد. زیرا که ایشان از ملخها زیاده و از حد شماره افزونند. bible_en_fa Thus saith the LORD; Behold, I will give Pharaoh-hophra king of Egypt into the hand of his enemies, and into the hand of them that seek his life; as I gave Zedekiah king of Judah into the hand of Nebuchadrezzar king of Babylon, his enemy, and that sought his life. دختر مصر خجل شده، به‌دست قوم شمالی تسلیم گردیده است. bible_en_fa The word that Jeremiah the prophet spake unto Baruch the son of Neriah, when he had written these words in a book at the mouth of Jeremiah, in the fourth year of Jehoiakim the son of Josiah king of Judah, saying, یهوه صبایوت خدای اسرائیل می‌گوید: اینک من بر آمون نو و فرعون ومصر و خدایانش و پادشاهانش یعنی بر فرعون وآنانی که بر وی توکل دارند، عقوبت خواهم رسانید. bible_en_fa Thus saith the LORD, the God of Israel, unto thee, O Baruch; و خداوند می‌گوید که ایشان را به‌دست آنانی که قصد جان ایشان دارند، یعنی به‌دست نبوکدرصر پادشاه بابل و به‌دست بندگانش تسلیم خواهم کرد و بعد از آن، مثل ایام سابق مسکون خواهد شد. bible_en_fa Thou didst say, Woe is me now! for the LORD hath added grief to my sorrow; I fainted in my sighing, and I find no rest. اما تو‌ای بنده من یعقوب مترس و‌ای اسرائیل هراسان مشو زیرا اینک من تو را از جای دور و ذریت تو را از زمین اسیری ایشان نجات خواهم داد و یعقوب برگشته، درامنیت و استراحت خواهد بود و کسی او را نخواهد ترسانید.و خداوند می‌گوید: ای بنده من یعقوب مترس زیرا که من با تو هستم و اگر‌چه تمام امت‌ها را که تو را در میان آنها پراکنده ساخته‌ام بالکل هلاک سازم لیکن تو را بالکل هلاک نخواهم ساخت. بلکه تو را به انصاف تادیب خواهم نمود و تو را هرگز بی‌سزا نخواهم گذاشت.» bible_en_fa Thus shalt thou say unto him, The LORD saith thus; Behold, that which I have built will I break down, and that which I have planted I will pluck up, even this whole land. و خداوند می‌گوید: ای بنده من یعقوب مترس زیرا که من با تو هستم و اگر‌چه تمام امت‌ها را که تو را در میان آنها پراکنده ساخته‌ام بالکل هلاک سازم لیکن تو را بالکل هلاک نخواهم ساخت. بلکه تو را به انصاف تادیب خواهم نمود و تو را هرگز بی‌سزا نخواهم گذاشت.» bible_en_fa And seekest thou great things for thyself? seek them not: for, behold, I will bring evil upon all flesh, saith the LORD: but thy life will I give unto thee for a prey in all places whither thou goest. کلام خداوند درباره فلسطینیان که برارمیا نبی نازل شد قبل از آنکه فرعون غزه را مغلوب بسازد. bible_en_fa The word of the LORD which came to Jeremiah the prophet against the Gentiles; خداوند چنین می‌گوید: «اینک آبها از شمال برمی آید و مثل نهری سیلان می‌کند و زمین را با آنچه در آن است و شهر وساکنانش را درمی گیرد. و مردمان فریادبرمی آورند و جمیع سکنه زمین ولوله می‌نمایند bible_en_fa Against Egypt, against the army of Pharaoh-necho king of Egypt, which was by the river Euphrates in Carchemish, which Nebuchadrezzar king of Babylon smote in the fourth year of Jehoiakim the son of Josiah king of Judah. از صدای سمهای اسبان زورآورش و ازغوغای ارابه هایش و شورش چرخهایش. وپدران به‌سبب سستی دستهای خود به فرزندان خویش اعتنا نمی کنند. bible_en_fa Order ye the buckler and shield, and draw near to battle. به‌سبب روزی که برای هلاکت جمیع فلسطینیان می‌آید که هرنصرت کننده‌ای را که باقی می‌ماند از صور وصیدون منقطع خواهد ساخت. زیرا خداوندفلسطینیان یعنی بقیه جزیره کفتور را هلاک خواهد ساخت. bible_en_fa Harness the horses; and get up, ye horsemen, and stand forth with your helmets; furbish the spears, and put on the brigandines. اهل غزه بریده مو گشته‌اند واشقلون و بقیه وادی ایشان هلاک شده است. تا به کی بدن خود را خواهی خراشید؟ bible_en_fa Wherefore have I seen them dismayed and turned away back? and their mighty ones are beaten down, and are fled apace, and look not back: for fear was round about, saith the LORD. آه‌ای شمشیر خداوند تا به کی آرام نخواهی گرفت؟ به غلاف خود برگشته، مستریح و آرام شو.چگونه می‌توانی آرام بگیری، با آنکه خداوند تو را بر اشقلون و بر ساحل دریا مامور فرموده و تو را به آنجا تعیین نموده است؟» bible_en_fa Let not the swift flee away, nor the mighty man escape; they shall stumble, and fall toward the north by the river Euphrates. چگونه می‌توانی آرام بگیری، با آنکه خداوند تو را بر اشقلون و بر ساحل دریا مامور فرموده و تو را به آنجا تعیین نموده است؟» bible_en_fa Who is this that cometh up as a flood, whose waters are moved as the rivers? درباره موآب، یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: «وای بر نبوزیرا که خراب شده است. قریه تایم خجل وگرفتار گردیده است. و مسجاب رسوا و منهدم گشته است. bible_en_fa Egypt riseth up like a flood, and his waters are moved like the rivers; and he saith, I will go up, and will cover the earth; I will destroy the city and the inhabitants thereof. فخر موآب زایل شده، در حشبون برای وی تقدیرهای بد کردند. بیایید و او رامنقطع سازیم تا دیگر قوم نباشد. تو نیز‌ای مدمین ساکت خواهی شد و شمشیر تو را تعاقب خواهدنمود. bible_en_fa Come up, ye horses; and rage, ye chariots; and let the mighty men come forth; the Ethiopians and the Libyans, that handle the shield; and the Lydians, that handle and bend the bow. آواز ناله از حورونایم مسموع می‌شود. هلاکت و شکستگی عظیم. bible_en_fa For this is the day of the Lord GOD of hosts, a day of vengeance, that he may avenge him of his adversaries: and the sword shall devour, and it shall be satiate and made drunk with their blood: for the Lord GOD of hosts hath a sacrifice in the north country by the river Euphrates. موآب بهم شکسته است و صغیرهای او فریاد برمی آورند. bible_en_fa Go up into Gilead, and take balm, O virgin, the daughter of Egypt: in vain shalt thou use many medicines; for thou shalt not be cured. زیرا که به فراز لوحیت با گریه سخت برمی آیند و ازسرازیری حورونایم صدای شکست یافتن ازدشمنان شنیده می‌شود. bible_en_fa The nations have heard of thy shame, and thy cry hath filled the land: for the mighty man hath stumbled against the mighty, and they are fallen both together. بگریزید و جانهای خود را برهانید و مثل درخت عرعر در بیابان باشید. bible_en_fa The word that the LORD spake to Jeremiah the prophet, how Nebuchadrezzar king of Babylon should come and smite the land of Egypt. زیرا از این جهت که به اعمال و گنجهای خویش توکل نمودی تو نیز گرفتار خواهی شد. وکموش با کاهنان و سرورانش با هم به اسیری خواهند رفت. bible_en_fa Declare ye in Egypt, and publish in Migdol, and publish in Noph and in Tahpanhes: say ye, Stand fast, and prepare thee; for the sword shall devour round about thee. و غارت کننده به همه شهرهاخواهد آمد و هیچ شهر خلاصی نخواهد یافت وبرحسب فرمان خداوند اهل وادی تلف خواهندشد و اهل همواری هلاک خواهند گردید. bible_en_fa Why are thy valiant men swept away? they stood not, because the LORD did drive them. بالهابه موآب بدهید تا پرواز نموده، بگریزد وشهرهایش خراب و غیرمسکون خواهد شد. bible_en_fa He made many to fall, yea, one fell upon another: and they said, Arise, and let us go again to our own people, and to the land of our nativity, from the oppressing sword. ملعون باد کسی‌که کار خداوند را با غفلت عمل نماید و ملعون باد کسی‌که شمشیر خود را از خون باز‌دارد. bible_en_fa They did cry there, Pharaoh king of Egypt is but a noise; he hath passed the time appointed. موآب از طفولیت خودمستریح بوده و بر دردهای خود نشسته است و ازظرف به ظرف ریخته نشده و به اسیری نرفته است. از این سبب طعمش در او مانده است وخوشبویی او تغییر نیافته است. bible_en_fa As I live, saith the King, whose name is the LORD of hosts, Surely as Tabor is among the mountains, and as Carmel by the sea, so shall he come. بنابراین اینک خداوند می‌گوید: روزها می‌آید که من ریزندگان می‌فرستم که او را بریزند و ظروف او را خالی کرده، مشکهایش را پاره خواهند نمود. bible_en_fa O thou daughter dwelling in Egypt, furnish thyself to go into captivity: for Noph shall be waste and desolate without an inhabitant. وموآب از کموش شرمنده خواهد شد چنانکه خاندان اسرائیل از بیت ئیل که اعتماد ایشان بود، شرمنده شده‌اند. bible_en_fa Egypt is like a very fair heifer, but destruction cometh; it cometh out of the north. چگونه می‌گویید که ماشجاعان و مردان قوی برای جنگ می‌باشیم؟ bible_en_fa Also her hired men are in the midst of her like fatted bullocks; for they also are turned back, and are fled away together: they did not stand, because the day of their calamity was come upon them, and the time of their visitation. موآب خراب شده دود شهرهایش متصاعدمی شود و جوانان برگزیده‌اش به قتل فرودمی آیند. پادشاه که نام او یهوه صبایوت می‌باشداین را می‌گوید: bible_en_fa The voice thereof shall go like a serpent; for they shall march with an army, and come against her with axes, as hewers of wood. رسیدن هلاکت موآب نزدیک است و بلای او بزودی هر‌چه تمامتر می‌آید. bible_en_fa They shall cut down her forest, saith the LORD, though it cannot be searched; because they are more than the grasshoppers, and are innumerable. ‌ای جمیع مجاورانش و همگانی که نام او رامی دانید برای وی ماتم گیرید. بگویید عصای قوت و چوبدستی زیبایی چگونه شکسته شده است! bible_en_fa The daughter of Egypt shall be confounded; she shall be delivered into the hand of the people of the north. ‌ای دختر دیبون که (در امنیت ) ساکن هستی از جلال خود فرود آی و در جای خشک بنشین زیرا که غارت کننده موآب بر تو هجوم می‌آورد و قلعه های تو را منهدم می‌سازد. bible_en_fa The LORD of hosts, the God of Israel, saith; Behold, I will punish the multitude of No, and Pharaoh, and Egypt, with their gods, and their kings; even Pharaoh, and all them that trust in him: ‌ای تو که در عروعیر ساکن هستی به‌سر راه بایست ونگاه کن و از فراریان و ناجیان بپرس و بگو که چه شده است؟ bible_en_fa And I will deliver them into the hand of those that seek their lives, and into the hand of Nebuchadrezzar king of Babylon, and into the hand of his servants: and afterward it shall be inhabited, as in the days of old, saith the LORD. موآب خجل شده، زیرا که شکست یافته است پس ولوله و فریاد برآورید. در ارنون اخبار نمایید که موآب هلاک گشته است. bible_en_fa But fear not thou, O my servant Jacob, and be not dismayed, O Israel: for, behold, I will save thee from afar off, and thy seed from the land of their captivity; and Jacob shall return, and be in rest and at ease, and none shall make him afraid. و داوری بر زمین همواری رسیده است. bible_en_fa Fear thou not, O Jacob my servant, saith the LORD: for I am with thee; for I will make a full end of all the nations whither I have driven thee: but I will not make a full end of thee, but correct thee in measure; yet will I not leave thee wholly unpunished. و بر دیبون و نبوو بیت دبلتایم، bible_en_fa The word of the LORD that came to Jeremiah the prophet against the Philistines, before that Pharaoh smote Gaza. و بر قریه تایم و بیت جامول وبیت معون، bible_en_fa Thus saith the LORD; Behold, waters rise up out of the north, and shall be an overflowing flood, and shall overflow the land, and all that is therein; the city, and them that dwell therein: then the men shall cry, and all the inhabitants of the land shall howl. و بر قریوت و بصره و بر تمامی شهرهای بعید و قریب زمین موآب. bible_en_fa At the noise of the stamping of the hoofs of his strong horses, at the rushing of his chariots, and at the rumbling of his wheels, the fathers shall not look back to their children for feebleness of hands; «خداوند می‌گوید که شاخ موآب بریده وبازویش شکسته شده است. bible_en_fa Because of the day that cometh to spoil all the Philistines, and to cut off from Tyrus and Zidon every helper that remaineth: for the LORD will spoil the Philistines, the remnant of the country of Caphtor. او را مست سازیدزیرا به ضد خداوند تکبر می‌نماید. و موآب درقی خود غوطه می‌خورد و او نیز مضحکه خواهدشد. bible_en_fa Baldness is come upon Gaza; Ashkelon is cut off with the remnant of their valley: how long wilt thou cut thyself? آیا اسرائیل برای تو مضحکه نبود؟ و آیااو در میان دزدان یافت شد به حدی که هر وقت که درباره او سخن می‌گفتی سر خود رامی جنبانیدی؟ bible_en_fa O thou sword of the LORD, how long will it be ere thou be quiet? put up thyself into thy scabbard, rest, and be still. ‌ای ساکنان موآب شهرها راترک کرده، در صخره ساکن شوید و مثل فاخته‌ای باشید که آشیانه خود را در کنار دهنه مغاره می‌سازد. bible_en_fa How can it be quiet, seeing the LORD hath given it a charge against Ashkelon, and against the sea shore? there hath he appointed it. غرور موآب و بسیاری تکبر او را وعظمت و خیلا و کبر و بلندی دل او را شنیدیم. bible_en_fa Against Moab thus saith the LORD of hosts, the God of Israel; Woe unto Nebo! for it is spoiled: Kiriathaim is confounded and taken: Misgab is confounded and dismayed. خداوند می‌گوید: خشم او را می‌دانم که هیچ است و فخرهای او را که از آنها هیچ برنمی آید. bible_en_fa There shall be no more praise of Moab: in Heshbon they have devised evil against it; come, and let us cut it off from being a nation. Also thou shalt be cut down, O Madmen; the sword shall pursue thee. بنابراین برای موآب ولوله خواهم کرد و به جهت تمامی موآب فریاد برخواهم آورد. برای مردان قیرحارس ماتم گرفته خواهد شد. bible_en_fa A voice of crying shall be from Horonaim, spoiling and great destruction. برای تو‌ای مو سبمه به گریه یعزیر خواهم گریست. شاخه های تو از دریا گذشته بود و به دریاچه یعزیر رسیده، بر میوه‌ها و انگورهایت غارت کننده هجوم آورده است. bible_en_fa Moab is destroyed; her little ones have caused a cry to be heard. شادی وابتهاج از بستانها و زمین موآب برداشته شد وشراب را از چرخشتها زایل ساختم و کسی آنهارا به صدای شادمانی به پا نخواهد فشرد. صدای شادمانی صدای شادمانی نیست. bible_en_fa For in the going up of Luhith continual weeping shall go up; for in the going down of Horonaim the enemies have heard a cry of destruction. به فریادحشبون آواز خود را تا العاله و یاهص بلند کردندو از صوغر تا حورونایم عجلت شلیشیا، زیرا که آبهای نمریم نیز خرابه شده است. bible_en_fa Flee, save your lives, and be like the heath in the wilderness. و خداوند می گوید من آنانی را که در مکان های بلند قربانی می‌گذرانند و برای خدایان خود بخورمی سوزانند از موآب نابود خواهم گردانید. bible_en_fa For because thou hast trusted in thy works and in thy treasures, thou shalt also be taken: and Chemosh shall go forth into captivity with his priests and his princes together. لهذا دل من به جهت موآب مثل نای صدامی کند و دل من به جهت مردان قیرحارس مثل نای صدا می‌کند، چونکه دولتی که تحصیل نمودند تلف شده است. bible_en_fa And the spoiler shall come upon every city, and no city shall escape: the valley also shall perish, and the plain shall be destroyed, as the LORD hath spoken. و هر سر بی‌مو گشته وهر ریش تراشیده شده است و همه دستهاخراشیده و بر هر کمر پلاس است. bible_en_fa Give wings unto Moab, that it may flee and get away: for the cities thereof shall be desolate, without any to dwell therein. بر همه پشت بامهای موآب و در جمیع کوچه هایش ماتم است زیرا خداوند می‌گوید موآب را مثل ظرف ناپسند شکسته‌ام. bible_en_fa Cursed be he that doeth the work of the LORD deceitfully, and cursed be he that keepeth back his sword from blood. چگونه منهدم شده و ایشان چگونه ولوله می‌کنند؟ و موآب چگونه به رسوایی پشت داده است؟ پس موآب برای جمیع مجاوران خود مضحکه و باعث ترس شده است. bible_en_fa Moab hath been at ease from his youth, and he hath settled on his lees, and hath not been emptied from vessel to vessel, neither hath he gone into captivity: therefore his taste remained in him, and his scent is not changed. زیرا خداوند چنین می‌گوید: او مثل عقاب پرواز خواهد کرد و بالهای خویش را بر موآب پهن خواهد نمود. bible_en_fa Therefore, behold, the days come, saith the LORD, that I will send unto him wanderers, that shall cause him to wander, and shall empty his vessels, and break their bottles. شهرهایش گرفتار وقلعه هایش تسخیرشده، و دل شجاعان موآب درآن روز مثل دل زنی که درد زه داشته باشد خواهدشد. bible_en_fa And Moab shall be ashamed of Chemosh, as the house of Israel was ashamed of Bethel their confidence. و موآب خراب شده، دیگر قوم نخواهدبود چونکه به ضد خداوند تکبر نموده است. bible_en_fa How say ye, We are mighty and strong men for the war? خداوند می‌گوید: ای ساکن موآب خوف وحفره و دام پیش روی تو است. bible_en_fa Moab is spoiled, and gone up out of her cities, and his chosen young men are gone down to the slaughter, saith the King, whose name is the LORD of hosts. آنکه از ترس بگریزد در حفره خواهد افتاد و آنکه از حفره برآید گرفتار دام خواهد شد، زیرا خداوندفرموده است که سال عقوبت ایشان را بر ایشان یعنی بر موآب خواهم آورد. bible_en_fa The calamity of Moab is near to come, and his affliction hasteth fast. فراریان بی‌تاب شده، در سایه حشبون ایستاده‌اند زیرا که آتش ازحشبون و نار از میان سیحون بیرون آمده، حدودموآب و فرق سر فتنه انگیزان را خواهد سوزانید. bible_en_fa All ye that are about him, bemoan him; and all ye that know his name, say, How is the strong staff broken, and the beautiful rod! وای بر تو‌ای موآب! قوم کموش هلاک شده‌اند زیرا که پسرانت به اسیری و دخترانت به جلای وطن گرفتار گردیده‌اند.لیکن خداوندمی گوید که در ایام آخر، اسیران موآب را بازخواهم آورد. حکم درباره موآب تا اینجاست.» bible_en_fa Thou daughter that dost inhabit Dibon, come down from thy glory, and sit in thirst; for the spoiler of Moab shall come upon thee, and he shall destroy thy strong holds. لیکن خداوندمی گوید که در ایام آخر، اسیران موآب را بازخواهم آورد. حکم درباره موآب تا اینجاست.» bible_en_fa O inhabitant of Aroer, stand by the way, and espy; ask him that fleeth, and her that escapeth, and say, What is done? درباره بنی عمون، خداوند چنین می گوید: «آیا اسرائیل پسران ندارد وآیا او را وارثی نیست؟ پس چرا ملکم جاد را به تصرف آورده و قوم او در شهرهایش ساکن شده‌اند؟ bible_en_fa Moab is confounded; for it is broken down: howl and cry; and tell ye it in Arnon, that Moab is spoiled, لهذا اینک خداوند می‌گوید: ایامی می‌آید که نعره جنگ را در ربه بنی عمون خواهم شنوانید و تل ویران خواهد گشت و دهاتش به آتش سوخته خواهد شد. و خداوند می‌گوید که اسرائیل متصرفان خویش را به تصرف خواهدآورد.» bible_en_fa And judgment is come upon the plain country; upon Holon, and upon Jahazah, and upon Mephaath, ‌ای حشبون ولوله کن، زیرا که عای خراب شده است. ای دهات ربه فریاد برآورید وپلاس پوشیده، ماتم گیرید و بر حصارها گردش نمایید. زیرا که ملکم با کاهنان و سروران خود باهم به اسیری می‌روند. bible_en_fa And upon Dibon, and upon Nebo, and upon Beth-diblathaim, ‌ای دختر مرتد چرا ازوادیها یعنی وادیهای برومند خود فخرمی نمایی؟ ای تو که به خزاین خود توکل می‌نمایی (و می‌گویی ) کیست که نزد من تواندآمد؟ bible_en_fa And upon Kiriathaim, and upon Beth-gamul, and upon Beth-meon, اینک خداوند یهوه صبایوت می‌گوید: «من از جمیع مجاورانت خوف بر تو خواهم آوردو هر یکی از شما پیش روی خود پراکنده خواهدشد و کسی نخواهد بود که پراکندگان را جمع نماید. bible_en_fa And upon Kerioth, and upon Bozrah, and upon all the cities of the land of Moab, far or near. لیکن خداوند می‌گوید: بعد از این اسیران بنی عمون را باز خواهم آورد.» bible_en_fa The horn of Moab is cut off, and his arm is broken, saith the LORD. درباره ادوم یهوه صبایوت چنین می‌گوید: «آیا دیگر حکمت در تیمان نیست؟ و آیامشورت از فهیمان زایل شده و حکمت ایشان نابود گردیده است؟ bible_en_fa Make ye him drunken: for he magnified himself against the LORD: Moab also shall wallow in his vomit, and he also shall be in derision. ‌ای ساکنان ددان بگریزید ورو تافته در جایهای عمیق ساکن شوید. زیرا که بلای عیسو و زمان عقوبت وی را بر او خواهم آورد. bible_en_fa For was not Israel a derision unto thee? was he found among thieves? for since thou spakest of him, thou skippedst for joy. اگر انگورچینان نزد تو آیند، آیا بعضی خوشه‌ها را نمی گذارند؟ و اگر دزدان در شب (آیند)، آیا به قدر کفایت غارت نمی نمایند؟ bible_en_fa O ye that dwell in Moab, leave the cities, and dwell in the rock, and be like the dove that maketh her nest in the sides of the hole's mouth. اما من عیسو را برهنه ساخته و جایهای مخفی او را مکشوف گردانیده‌ام که خویشتن را نتواندپنهان کرد. ذریت او و برادران و همسایگانش هلاک شده‌اند و خودش نابود گردیده است. bible_en_fa We have heard the pride of Moab, (he is exceeding proud) his loftiness, and his arrogancy, and his pride, and the haughtiness of his heart. یتیمان خود را ترک کن و من ایشان را زنده نگاه خواهم داشت و بیوه‌زنانت بر من توکل بنمایند. bible_en_fa I know his wrath, saith the LORD; but it shall not be so; his lies shall not so effect it. زیرا خداوند چنین می‌گوید: اینک آنانی که رسم ایشان نبود که این‌جام را بنوشند، البته خواهند نوشید و آیا تو بی‌سزا خواهی ماند؟ بی‌سزا نخواهی ماند بلکه البته خواهی نوشید. bible_en_fa Therefore will I howl for Moab, and I will cry out for all Moab; mine heart shall mourn for the men of Kir-heres. زیرا خداوند می‌گوید به ذات خودم قسم می‌خورم که بصره مورد دهشت و عار و خرابی ولعنت خواهد شد و جمیع شهرهایش خرابه ابدی خواهد گشت. bible_en_fa O vine of Sibmah, I will weep for thee with the weeping of Jazer: thy plants are gone over the sea, they reach even to the sea of Jazer: the spoiler is fallen upon thy summer fruits and upon thy vintage. از جانب خداوند خبری شنیدم که رسولی نزد امت‌ها فرستاده شده، (می گوید): «جمع شوید و بر او هجوم آورید و برای جنگ برخیزید! bible_en_fa And joy and gladness is taken from the plentiful field, and from the land of Moab; and I have caused wine to fail from the winepresses: none shall tread with shouting; their shouting shall be no shouting. زیرا که هان من تو را کوچکترین امت‌ها و در میان مردم خوار خواهم گردانید. bible_en_fa From the cry of Heshbon even unto Elealeh, and even unto Jahaz, have they uttered their voice, from Zoar even unto Horonaim, as an heifer of three years old: for the waters also of Nimrim shall be desolate. ‌ای که در شکافهای صخره ساکن هستی و بلندی تلها را گرفته‌ای، هیبت تو و تکبر دلت تو رافریب داده است اگر‌چه مثل عقاب آشیانه خود رابلند بسازی، خداوند می‌گوید که من تو را از آنجافرود خواهم آورد. bible_en_fa Moreover I will cause to cease in Moab, saith the LORD, him that offereth in the high places, and him that burneth incense to his gods. و ادوم محل تعجب خواهد گشت به حدی که هرکه از آن عبور نمایدمتحیر شده، به‌سبب همه صدماتش صفیر خواهدزد. bible_en_fa Therefore mine heart shall sound for Moab like pipes, and mine heart shall sound like pipes for the men of Kir-heres: because the riches that he hath gotten are perished. خداوند می‌گوید: چنانکه سدوم و عموره و شهرهای مجاور آنها واژگون شده است، همچنان کسی در آنجا ساکن نخواهد شد واحدی از بنی آدم در آن ماوا نخواهد گزید. bible_en_fa For every head shall be bald, and every beard clipped: upon all the hands shall be cuttings, and upon the loins sackcloth. اینک او مثل شیر از طغیان اردن به آن مسکن منیع برخواهد آمد، زیرا که من وی را در لحظه‌ای از آنجا خواهم راند. و کیست آن برگزیده‌ای که اورا بر آن بگمارم؟ زیرا کیست که مثل من باشد وکیست که مرا به محاکمه بیاورد و کیست آن شبانی که به حضور من تواند ایستاد؟» bible_en_fa There shall be lamentation generally upon all the housetops of Moab, and in the streets thereof: for I have broken Moab like a vessel wherein is no pleasure, saith the LORD. بنابراین مشورت خداوند را که درباره ادوم نموده است و تقدیرهای او را که درباره ساکنان تیمان فرموده است بشنوید. البته ایشان صغیران گله را خواهند ربود و هر آینه مسکن ایشان رابرای ایشان خراب خواهد ساخت. bible_en_fa They shall howl, saying, How is it broken down! how hath Moab turned the back with shame! so shall Moab be a derision and a dismaying to all them about him. از صدای افتادن ایشان زمین متزلزل گردید و آواز فریادایشان تا به بحر قلزم مسموع شد. bible_en_fa For thus saith the LORD; Behold, he shall fly as an eagle, and shall spread his wings over Moab. اینک او مثل عقاب برآمده، پرواز می‌کند و بالهای خویش را بربصره پهن می‌نماید و دل شجاعان ادوم در آن روزمثل دل زنی که درد زه داشته باشد خواهد شد. bible_en_fa Kerioth is taken, and the strong holds are surprised, and the mighty men's hearts in Moab at that day shall be as the heart of a woman in her pangs. درباره دمشق: «حمات و ارفاد خجل گردیده‌اند زیرا که خبر بد شنیده، گداخته شده‌اند. bible_en_fa And Moab shall be destroyed from being a people, because he hath magnified himself against the LORD. دمشق ضعیف شده، روبه فرار نهاده و لرزه او رادرگرفته است. آلام و دردها او را مثل زنی که می‌زاید گرفته است. bible_en_fa Fear, and the pit, and the snare, shall be upon thee, O inhabitant of Moab, saith the LORD. چگونه شهر نامور و قریه ابتهاج من متروک نشده است؟ bible_en_fa He that fleeth from the fear shall fall into the pit; and he that getteth up out of the pit shall be taken in the snare: for I will bring upon it, even upon Moab, the year of their visitation, saith the LORD. لهذا یهوه صبایوت می‌گوید: جوانان او در کوچه هایش خواهند افتاد و همه مردان جنگی او در آن روزهلاک خواهند شد. bible_en_fa They that fled stood under the shadow of Heshbon because of the force: but a fire shall come forth out of Heshbon, and a flame from the midst of Sihon, and shall devour the corner of Moab, and the crown of the head of the tumultuous ones. و من آتش در حصارهای دمشق خواهم افروخت و قصرهای بنهدد راخواهد سوزانید.» bible_en_fa Woe be unto thee, O Moab! the people of Chemosh perisheth: for thy sons are taken captives, and thy daughters captives. درباره قیدار و ممالک حاصور که نبوکدرصر پادشاه بابل آنها را مغلوب ساخت، خداوند چنین می‌گوید: «برخیزید و برقیدارهجوم آورید و بنی مشرق را تاراج نمایید. bible_en_fa Yet will I bring again the captivity of Moab in the latter days, saith the LORD. Thus far is the judgment of Moab. خیمه‌ها و گله های ایشان را خواهند گرفت. پرده‌ها و تمامی اسباب و شتران ایشان را برای خویشتن خواهند برد و بر ایشان ندا خواهند دادکه خوف از هر طرف! bible_en_fa Concerning the Ammonites, thus saith the LORD; Hath Israel no sons? hath he no heir? why then doth their king inherit Gad, and his people dwell in his cities? بگریزید و به زودی هرچه تمامتر فرار نمایید. ای ساکنان حاصور درجایهای عمیق ساکن شوید.» زیرا خداوندمی گوید: «نبوکدرصر پادشاه بابل به ضد شمامشورتی کرده و به خلاف شما تدبیری نموده است. bible_en_fa Therefore, behold, the days come, saith the LORD, that I will cause an alarm of war to be heard in Rabbah of the Ammonites; and it shall be a desolate heap, and her daughters shall be burned with fire: then shall Israel be heir unto them that were his heirs, saith the LORD. خداوند فرموده است که برخیزید و برامت مطمئن که در امنیت ساکن‌اند هجوم آورید. ایشان را نه دروازه‌ها و نه پشت بندها است و به تنهایی ساکن می‌باشند. bible_en_fa Howl, O Heshbon, for Ai is spoiled: cry, ye daughters of Rabbah, gird you with sackcloth; lament, and run to and fro by the hedges; for their king shall go into captivity, and his priests and his princes together. خداوند می‌گوید که شتران ایشان تاراج و کثرت مواشی ایشان غارت خواهد شد و آنانی را که گوشه های موی خود را می تراشند بسوی هر باد پراکنده خواهم ساخت وهلاکت ایشان را از هر طرف ایشان خواهم آورد. bible_en_fa Wherefore gloriest thou in the valleys, thy flowing valley, O backsliding daughter? that trusted in her treasures, saying, Who shall come unto me? و حاصور مسکن شغالها و ویرانه ابدی خواهدشد به حدی که کسی در آن ساکن نخواهد گردیدو احدی از بنی آدم در آن ماوا نخواهد گزید.» bible_en_fa Behold, I will bring a fear upon thee, saith the Lord GOD of hosts, from all those that be about thee; and ye shall be driven out every man right forth; and none shall gather up him that wandereth. کلام خداوند درباره عیلام که بر ارمیا نبی در ابتدای سلطنت صدقیا پادشاه یهودا نازل شده، گفت: bible_en_fa And afterward I will bring again the captivity of the children of Ammon, saith the LORD. «یهوه صبایوت چنین می‌گوید: اینک من کمان عیلام و مایه قوت ایشان را خواهم شکست. bible_en_fa Concerning Edom, thus saith the LORD of hosts; Is wisdom no more in Teman? is counsel perished from the prudent? is their wisdom vanished? و چهار باد را از چهار سمت آسمان بر عیلام خواهم وزانید و ایشان را بسوی همه این بادهاپراکنده خواهم ساخت به حدی که هیچ امتی نباشد که پراکندگان عیلام نزد آنها نیایند. bible_en_fa Flee ye, turn back, dwell deep, O inhabitants of Dedan; for I will bring the calamity of Esau upon him, the time that I will visit him. واهل عیلام را به حضور دشمنان ایشان و به حضورآنانی که قصد جان ایشان دارند مشوش خواهم ساخت. و خداوند می‌گوید که بر ایشان بلا یعنی حدت خشم خویش را وارد خواهم آورد وشمشیر را در عقب ایشان خواهم فرستاد تا ایشان را بالکل هلاک سازم. bible_en_fa If grapegatherers come to thee, would they not leave some gleaning grapes? if thieves by night, they will destroy till they have enough. و خداوند می‌گوید: من کرسی خود را در عیلام برپا خواهم نمود وپادشاه و سروران را از آنجا نابود خواهم ساخت.لیکن خداوند می‌گوید: در ایام آخر اسیران عیلام را باز خواهم آورد.» bible_en_fa But I have made Esau bare, I have uncovered his secret places, and he shall not be able to hide himself: his seed is spoiled, and his brethren, and his neighbours, and he is not. لیکن خداوند می‌گوید: در ایام آخر اسیران عیلام را باز خواهم آورد.» bible_en_fa Leave thy fatherless children, I will preserve them alive; and let thy widows trust in me. کلامی که خداوند درباره بابل و زمین کلدانیان به واسطه ارمیا نبی گفت: bible_en_fa For thus saith the LORD; Behold, they whose judgment was not to drink of the cup have assuredly drunken; and art thou he that shall altogether go unpunished? thou shalt not go unpunished, but thou shalt surely drink of it. «درمیان امت‌ها اخبار و اعلام نمایید، علمی برافراشته، اعلام نمایید و مخفی مدارید. بگوییدکه بابل گرفتار شده، و بیل خجل گردیده است. مرودک خرد شده و اصنام او رسوا و بتهایش شکسته گردیده است bible_en_fa For I have sworn by myself, saith the LORD, that Bozrah shall become a desolation, a reproach, a waste, and a curse; and all the cities thereof shall be perpetual wastes. زیرا که امتی از طرف شمال بر او می‌آید و زمینش را ویران خواهدساخت به حدی که کسی در آن ساکن نخواهد شدو هم انسان و هم بهایم فرار کرده، خواهند رفت. bible_en_fa I have heard a rumour from the LORD, and an ambassador is sent unto the heathen, saying, Gather ye together, and come against her, and rise up to the battle. خداوند می‌گوید که در آن ایام و در آن زمان بنی‌اسرائیل و بنی یهودا با هم خواهند آمد. ایشان گریه‌کنان خواهند آمد و یهوه خدای خود راخواهند طلبید. bible_en_fa For, lo, I will make thee small among the heathen, and despised among men. و رویهای خود را بسوی صهیون نهاده، راه آن را خواهند پرسید و خواهندگفت بیایید و به عهد ابدی که فراموش نشود به خداوند ملصق شویم. bible_en_fa Thy terribleness hath deceived thee, and the pride of thine heart, O thou that dwellest in the clefts of the rock, that holdest the height of the hill: though thou shouldest make thy nest as high as the eagle, I will bring thee down from thence, saith the LORD. «قوم من گوسفندان گم شده بودند و شبانان ایشان ایشان را گمراه کرده، بر کوهها آواره ساختند. از کوه به تل رفته، آرامگاه خود رافراموش کردند. bible_en_fa Also Edom shall be a desolation: every one that goeth by it shall be astonished, and shall hiss at all the plagues thereof. هر‌که ایشان را می‌یافت ایشان را می‌خورد و دشمنان ایشان می‌گفتند که گناه نداریم زیرا که به یهوه که مسکن عدالت است و به یهوه که امید پدران ایشان بود، گناه ورزیدند. bible_en_fa As in the overthrow of Sodom and Gomorrah and the neighbour cities thereof, saith the LORD, no man shall abide there, neither shall a son of man dwell in it. ازمیان بابل فرار کنید و از زمین کلدانیان بیرون آیید. و مانند بزهای نر پیش روی گله راه روید. bible_en_fa Behold, he shall come up like a lion from the swelling of Jordan against the habitation of the strong: but I will suddenly make him run away from her: and who is a chosen man, that I may appoint over her? for who is like me? and who will appoint me the time? and who is that shepherd that will stand before me? زیرااینک من جمعیت امت های عظیم را از زمین شمال برمی انگیزانم و ایشان را بر بابل می‌آورم وایشان در برابر آن صف آرایی خواهند نمود و درآنوقت گرفتار خواهد شد. تیرهای ایشان مثل تیرهای جبار هلاک کننده که یکی از آنها خالی برنگردد خواهد بود. bible_en_fa Therefore hear the counsel of the LORD, that he hath taken against Edom; and his purposes, that he hath purposed against the inhabitants of Teman: Surely the least of the flock shall draw them out: surely he shall make their habitations desolate with them. خداوند می‌گوید که کلدانیان تاراج خواهند شد و هر‌که ایشان را غارت نماید سیر خواهد گشت. bible_en_fa The earth is moved at the noise of their fall, at the cry the noise thereof was heard in the Red sea. زیرا شما‌ای غارت کنندگان میراث من شادی و وجد کردید ومانند گوساله‌ای که خرمن را پایمال کند، جست وخیز نمودید و مانند اسبان زورآور شیهه زدید. bible_en_fa Behold, he shall come up and fly as the eagle, and spread his wings over Bozrah: and at that day shall the heart of the mighty men of Edom be as the heart of a woman in her pangs. مادر شما بسیار خجل خواهد شد و والده شمارسوا خواهد گردید. هان او موخر امت‌ها و بیابان و زمین خشک و عربه خواهد شد. bible_en_fa Concerning Damascus. Hamath is confounded, and Arpad: for they have heard evil tidings: they are fainthearted; there is sorrow on the sea; it cannot be quiet. به‌سبب خشم خداوند مسکون نخواهد شد بلکه بالکل ویران خواهد گشت. و هر‌که از بابل عبور نمایدمتحیر شده، به جهت تمام بلایایش صفیر خواهدزد. bible_en_fa Damascus is waxed feeble, and turneth herself to flee, and fear hath seized on her: anguish and sorrows have taken her, as a woman in travail. ‌ای جمیع کمان داران در برابر بابل از هرطرف صف آرایی نمایید. تیرها بر او بیندازید ودریغ منمایید زیرا به خداوند گناه ورزیده است. bible_en_fa How is the city of praise not left, the city of my joy! از هر طرف بر او نعره زنید چونکه خویشتن راتسلیم نموده است. حصارهایش افتاده ودیوارهایش منهدم شده است زیرا که این انتقام خداوند است. پس از او انتقام بگیرید و بطوری که او عمل نموده است همچنان با او عمل نمایید. bible_en_fa Therefore her young men shall fall in her streets, and all the men of war shall be cut off in that day, saith the LORD of hosts. و از بابل، برزگران و آنانی را که داس را در زمان درو بکار می‌برند منقطع سازید. و از ترس شمشیر برنده هرکس بسوی قوم خود توجه نماید و هر کس به زمین خویش بگریزد. bible_en_fa And I will kindle a fire in the wall of Damascus, and it shall consume the palaces of Ben-hadad. «اسرائیل مثل گوسفند، پراکنده گردید. شیران او را تعاقب کردند. اول پادشاه آشور او راخورد و آخر این نبوکدرصر پادشاه بابل استخوانهای او را خرد کرد.» bible_en_fa Concerning Kedar, and concerning the kingdoms of Hazor, which Nebuchadrezzar king of Babylon shall smite, thus saith the LORD; Arise ye, go up to Kedar, and spoil the men of the east. بنابراین یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: «اینک من بر پادشاه بابل و بر زمین او عقوبت خواهم رسانید چنانکه بر پادشاه آشور عقوبت رسانیدم. bible_en_fa Their tents and their flocks shall they take away: they shall take to themselves their curtains, and all their vessels, and their camels; and they shall cry unto them, Fear is on every side. و اسرائیل را به مرتع خودش باز خواهم آورد و در کرمل و باشان خواهد چرید و بر کوهستان افرایم و جلعاد جان او سیر خواهد شد. bible_en_fa Flee, get you far off, dwell deep, O ye inhabitants of Hazor, saith the LORD; for Nebuchadrezzar king of Babylon hath taken counsel against you, and hath conceived a purpose against you. خداوند می‌گوید که در آن ایام و در آن زمان عصیان اسرائیل را خواهند جست و نخواهد بودو گناه یهودا را اما پیدا نخواهد شد، زیرا آنانی راکه باقی می‌گذارم خواهم آمرزید. bible_en_fa Arise, get you up unto the wealthy nation, that dwelleth without care, saith the LORD, which have neither gates nor bars, which dwell alone. «بر زمین مراتایم برآی یعنی بر آن و برساکنان فقود. خداوند می‌گوید: بکش و ایشان راتعاقب نموده، بالکل هلاک کن و موافق هر‌آنچه من تو را امر فرمایم عمل نما. bible_en_fa And their camels shall be a booty, and the multitude of their cattle a spoil: and I will scatter into all winds them that are in the utmost corners; and I will bring their calamity from all sides thereof, saith the LORD. آواز جنگ وشکست عظیم در زمین است. bible_en_fa And Hazor shall be a dwelling for dragons, and a desolation for ever: there shall no man abide there, nor any son of man dwell in it. کوپال تمام جهان چگونه بریده و شکسته شده و بابل در میان امت‌ها چگونه ویران گردیده است. bible_en_fa The word of the LORD that came to Jeremiah the prophet against Elam in the beginning of the reign of Zedekiah king of Judah, saying, ‌ای بابل ازبرای تو دام گستردم و تو نیز گرفتار شده، اطلاع نداری. یافت شده، تسخیر گشته‌ای چونکه باخداوند مخاصمه نمودی. bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts; Behold, I will break the bow of Elam, the chief of their might. خداونداسلحه خانه خود را گشوده، اسلحه خشم خویش را بیرون آورده است. زیرا خداوند یهوه صبایوت با زمین کلدانیان کاری دارد. bible_en_fa And upon Elam will I bring the four winds from the four quarters of heaven, and will scatter them toward all those winds; and there shall be no nation whither the outcasts of Elam shall not come. بر او از همه اطراف بیایید و انبارهای او را بگشایید، او را مثل توده های انباشته بالکل هلاک سازید و چیزی ازاو باقی نماند. bible_en_fa For I will cause Elam to be dismayed before their enemies, and before them that seek their life: and I will bring evil upon them even my fierce anger, saith the LORD; and I will send the sword after them, till I have consumed them: همه گاوانش را به سلاخ خانه فرود آورده، بکشید. وای بر ایشان! زیرا که یوم ایشان و زمان عقوبت ایشان رسیده است. bible_en_fa And I will set my throne in Elam, and will destroy from thence the king and the princes, saith the LORD. آوازفراریان و نجات‌یافتگان از زمین بابل مسموع می‌شود که از انتقام یهوه خدای ما و انتقام هیکل او در صهیون اخبار می‌نمایند. bible_en_fa But it shall come to pass in the latter days, that I will bring again the captivity of Elam, saith the LORD. تیراندازان را به ضد بابل جمع کنید. ای همگانی که کمان را زه می‌کنید، در برابر او از هر طرف اردو زنید تااحدی رهایی نیابد و بر وفق اعمالش او را جزا دهید و مطابق هر‌آنچه کرده است به او عمل نمایید. زیرا که به ضد خداوند و به ضد قدوس اسرائیل تکبر نموده است. bible_en_fa The word that the LORD spake against Babylon and against the land of the Chaldeans by Jeremiah the prophet. لهذا خداوندمی گوید که جوانانش در کوچه هایش خواهندافتاد و جمیع مردان جنگیش در آن روز هلاک خواهند شد. bible_en_fa Declare ye among the nations, and publish, and set up a standard; publish, and conceal not: say, Babylon is taken, Bel is confounded, Merodach is broken in pieces; her idols are confounded, her images are broken in pieces. «اینک خداوند یهوه صبایوت می‌گوید: ای متکبر من بر‌ضد تو هستم. زیرا که یوم تو و زمانی که به تو عقوبت برسانم رسیده است. bible_en_fa For out of the north there cometh up a nation against her, which shall make her land desolate, and none shall dwell therein: they shall remove, they shall depart, both man and beast. و آن متکبر لغزش خورده، خواهد افتاد و کسی او رانخواهد برخیزانید و آتش در شهرهایش خواهم افروخت که تمامی حوالی آنها را خواهدسوزانید. bible_en_fa In those days, and in that time, saith the LORD, the children of Israel shall come, they and the children of Judah together, going and weeping: they shall go, and seek the LORD their God. یهوه صبایوت چنین می‌گوید: بنی‌اسرائیل و بنی یهودا با هم مظلوم شدند و همه آنانی که ایشان را اسیر کردند ایشان را محکم نگاه می‌دارند و از رها کردن ایشان ابا می‌نمایند. bible_en_fa They shall ask the way to Zion with their faces thitherward, saying, Come, and let us join ourselves to the LORD in a perpetual covenant that shall not be forgotten. اماولی ایشان که اسم او یهوه صبایوت می‌باشدزورآور است و دعوی ایشان را البته انجام خواهدداد و زمین را آرامی خواهد بخشید و ساکنان بابل را بی‌آرام خواهد ساخت. bible_en_fa My people hath been lost sheep: their shepherds have caused them to go astray, they have turned them away on the mountains: they have gone from mountain to hill, they have forgotten their restingplace. خداوند می‌گوید: شمشیری بر کلدانیان است و بر ساکنان بابل وسرورانش و حکیمانش. bible_en_fa All that found them have devoured them: and their adversaries said, We offend not, because they have sinned against the LORD, the habitation of justice, even the LORD, the hope of their fathers. شمشیری بر کاذبان است و احمق خواهند گردید. شمشیری برجباران است و مشوش خواهند شد. bible_en_fa Remove out of the midst of Babylon, and go forth out of the land of the Chaldeans, and be as the he goats before the flocks. شمشیری بر اسبانش و بر ارابه هایش می‌باشدو بر تمامی مخلوق مختلف که در میانش هستند ومثل زنان خواهند شد. شمشیری بر خزانه هایش است و غارت خواهد شد. bible_en_fa For, lo, I will raise and cause to come up against Babylon an assembly of great nations from the north country: and they shall set themselves in array against her; from thence she shall be taken: their arrows shall be as of a mighty expert man; none shall return in vain. خشکسالی برآبهایش می‌باشد و خشک خواهد شد زیرا که آن زمین بتها است و بر اصنام دیوانه شده‌اند. bible_en_fa And Chaldea shall be a spoil: all that spoil her shall be satisfied, saith the LORD. بنابراین وحوش صحرا با گرگان ساکن خواهندشد و شترمرغ در آن سکونت خواهد داشت و بعداز آن تا به ابد مسکون نخواهد شد و نسلا بعدنسل معمور نخواهد گردید.» bible_en_fa Because ye were glad, because ye rejoiced, O ye destroyers of mine heritage, because ye are grown fat as the heifer at grass, and bellow as bulls; خداوندمی گوید: «چنانکه خدا سدوم و عموره وشهرهای مجاور آنها را واژگون ساخت، همچنان کسی آنجا ساکن نخواهد شد و احدی از بنی آدم در آن ماوا نخواهد گزید. bible_en_fa Your mother shall be sore confounded; she that bare you shall be ashamed: behold, the hindermost of the nations shall be a wilderness, a dry land, and a desert. اینک قومی از طرف شمال می‌آیند و امتی عظیم و پادشاهان بسیار ازکرانه های جهان برانگیخته خواهند شد. bible_en_fa Because of the wrath of the LORD it shall not be inhabited, but it shall be wholly desolate: every one that goeth by Babylon shall be astonished, and hiss at all her plagues. ایشان کمان و نیزه خواهند گرفت. ایشان ستم پیشه هستند و ترحم نخواهند نمود. آواز ایشان مثل شورش دریا است و بر اسبان سوار شده، در برابرتو‌ای دختر بابل مثل مردان جنگی صف آرایی خواهند نمود. bible_en_fa Put yourselves in array against Babylon round about: all ye that bend the bow, shoot at her, spare no arrows: for she hath sinned against the LORD. پادشاه بابل آوازه ایشان راشنید و دستهایش سست گردید. و الم و درد او رامثل زنی که می‌زاید در‌گرفته است. bible_en_fa Shout against her round about: she hath given her hand: her foundations are fallen, her walls are thrown down: for it is the vengeance of the LORD: take vengeance upon her; as she hath done, do unto her. اینک اومثل شیر از طغیان اردن به آن مسکن منیع برخواهد آمد زیرا که من ایشان را در لحظه‌ای ازآنجا خواهم راند. و کیست آن برگزیده‌ای که او رابر آن بگمارم؟ زیرا کیست که مثل من باشد وکیست که مرا به محاکمه بیاورد و کیست آن شبانی که به حضور من تواند ایستاد؟» bible_en_fa Cut off the sower from Babylon, and him that handleth the sickle in the time of harvest: for fear of the oppressing sword they shall turn every one to his people, and they shall flee every one to his own land. بنابراین مشورت خداوند را که درباره بابل نموده است وتقدیرهای او را که درباره زمین کلدانیان فرموده است بشنوید. البته ایشان صغیران گله را خواهندربود و هر آینه مسکن ایشان را برای ایشان خراب خواهد ساخت.از صدای تسخیر بابل زمین متزلزل شد و آواز آن در میان امت‌ها مسموع گردید. bible_en_fa Israel is a scattered sheep; the lions have driven him away: first the king of Assyria hath devoured him; and last this Nebuchadrezzar king of Babylon hath broken his bones. از صدای تسخیر بابل زمین متزلزل شد و آواز آن در میان امت‌ها مسموع گردید. bible_en_fa Therefore thus saith the LORD of hosts, the God of Israel; Behold, I will punish the king of Babylon and his land, as I have punished the king of Assyria. «خداوند چنین می‌گوید: «اینک من بربابل و بر ساکنان وسطمقاومت کنندگانم بادی مهلک برمی انگیزانم. bible_en_fa And I will bring Israel again to his habitation, and he shall feed on Carmel and Bashan, and his soul shall be satisfied upon mount Ephraim and Gilead. ومن بر بابل خرمن کوبان خواهم فرستاد و آن راخواهند کوبید و زمین آن را خالی خواهندساخت زیرا که ایشان در روز بلا آن را از هر طرف احاطه خواهند کرد. bible_en_fa In those days, and in that time, saith the LORD, the iniquity of Israel shall be sought for, and there shall be none; and the sins of Judah, and they shall not be found: for I will pardon them whom I reserve. تیرانداز بر تیرانداز و برآنکه به زره خویش مفتخر می‌باشد تیر خود رابیندازد. و بر جوانان آن ترحم منمایید بلکه تمام لشکر آن را بالکل هلاک سازید. bible_en_fa Go up against the land of Merathaim, even against it, and against the inhabitants of Pekod: waste and utterly destroy after them, saith the LORD, and do according to all that I have commanded thee. و ایشان بر زمین کلدانیان مقتول و در کوچه هایش مجروح خواهند افتاد. bible_en_fa A sound of battle is in the land, and of great destruction. زیرا که اسرائیل و یهودا از خدای خویش یهوه صبایوت متروک نخواهند شد، اگرچه زمین ایشان از گناهی که به قدوس اسرائیل ورزیده‌اند پر شده است. bible_en_fa How is the hammer of the whole earth cut asunder and broken! how is Babylon become a desolation among the nations! از میان بابل بگریزید وهر کس جان خود را برهاند مبادا در گناه آن هلاک شوید. زیرا که این زمان انتقام خداوند است و اومکافات به آن خواهد رسانید. bible_en_fa I have laid a snare for thee, and thou art also taken, O Babylon, and thou wast not aware: thou art found, and also caught, because thou hast striven against the LORD. بابل در دست خداوند جام طلایی است که تمام جهان را مست می‌سازد. امت‌ها از شرابش نوشیده، و از این جهت امت‌ها دیوانه گردیده‌اند. bible_en_fa The LORD hath opened his armoury, and hath brought forth the weapons of his indignation: for this is the work of the Lord GOD of hosts in the land of the Chaldeans. بابل به ناگهان افتاده و شکسته شده است برای آن ولوله نمایید. بلسان به جهت جراحت آن بگیرید که شاید شفایابد. bible_en_fa Come against her from the utmost border, open her storehouses: cast her up as heaps, and destroy her utterly: let nothing of her be left. بابل را معالجه نمودیم اما شفا نپذیرفت. پس آن را ترک کنید و هر کدام از ما به زمین خودبرویم زیرا که داوری آن به آسمانها رسیده و به افلاک بلند شده است. bible_en_fa Slay all her bullocks; let them go down to the slaughter: woe unto them! for their day is come, the time of their visitation. خداوند عدالت ما رامکشوف خواهد ساخت. پس بیایید و اعمال یهوه خدای خویش را در صهیون اخبار نماییم. bible_en_fa The voice of them that flee and escape out of the land of Babylon, to declare in Zion the vengeance of the LORD our God, the vengeance of his temple. تیرها را تیز کنید و سپرها را به‌دست گیرید زیرا خداوند روح پادشاهان مادیان را برانگیخته است و فکر او به ضد بابل است تا آن را هلاک سازد. زیرا که این انتقام خداوند و انتقام هیکل اومی باشد. bible_en_fa Call together the archers against Babylon: all ye that bend the bow, camp against it round about; let none thereof escape: recompense her according to her work; according to all that she hath done, do unto her: for she hath been proud against the LORD, against the Holy One of Israel. بر حصارهای بابل، علمها برافرازیدو آن را نیکو حراست نموده، کشیکچیان قراردهید و کمین بگذارید. زیرا خداوند قصد نموده وهم آنچه را که درباره ساکنان بابل گفته به عمل آورده است. bible_en_fa Therefore shall her young men fall in the streets, and all her men of war shall be cut off in that day, saith the LORD. ‌ای که بر آبهای بسیار ساکنی و ازگنجها معمور می‌باشی! عاقبت تو و نهایت طمع تو رسیده است! bible_en_fa Behold, I am against thee, O thou most proud, saith the Lord GOD of hosts: for thy day is come, the time that I will visit thee. یهوه صبایوت به ذات خودقسم خورده است که من تو را از مردمان مثل ملخ پر خواهم ساخت و بر تو گلبانگ خواهند زد. bible_en_fa And the most proud shall stumble and fall, and none shall raise him up: and I will kindle a fire in his cities, and it shall devour all round about him. «او زمین را به قوت خود ساخت و ربع مسکون را به حکمت خویش استوار نمود. وآسمانها را به عقل خود گسترانید. bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts; The children of Israel and the children of Judah were oppressed together: and all that took them captives held them fast; they refused to let them go. چون آوازمی دهد غوغای آبها در آسمان پدید می‌آید. ابرها از اقصای زمین برمی آورد و برقها برای باران می‌سازد و باد را از خزانه های خود بیرون می‌آورد. bible_en_fa Their Redeemer is strong; the LORD of hosts is his name: he shall throughly plead their cause, that he may give rest to the land, and disquiet the inhabitants of Babylon. جمیع مردمان وحشی‌اند و معرفت ندارند و هر‌که تمثالی می‌سازد خجل خواهدشد. زیرا که بت ریخته شده او دروغ است و در آن هیچ نفس نیست. bible_en_fa A sword is upon the Chaldeans, saith the LORD, and upon the inhabitants of Babylon, and upon her princes, and upon her wise men. آنها باطل و کار مسخره می‌باشد. در روزی که به محاکمه می‌آیند تلف خواهند شد. bible_en_fa A sword is upon the liars; and they shall dote: a sword is upon her mighty men; and they shall be dismayed. او که نصیب یعقوب است مثل آنها نمی باشد. زیرا که او سازنده همه موجودات است و (اسرائیل ) عصای میراث وی است و اسم او یهوه صبایوت می‌باشد. bible_en_fa A sword is upon their horses, and upon their chariots, and upon all the mingled people that are in the midst of her; and they shall become as women: a sword is upon her treasures; and they shall be robbed. «تو برای من کوپال و اسلحه جنگ هستی. پس از تو امت‌ها را خرد خواهم ساخت و از توممالک را هلاک خواهم نمود. bible_en_fa A drought is upon her waters; and they shall be dried up: for it is the land of graven images, and they are mad upon their idols. و از تو اسب و سوارش را خرد خواهم ساخت و از تو ارابه وسوارش را خرد خواهم ساخت. bible_en_fa Therefore the wild beasts of the desert with the wild beasts of the islands shall dwell there, and the owls shall dwell therein: and it shall be no more inhabited for ever; neither shall it be dwelt in from generation to generation. و از تو مرد وزن را خرد خواهم ساخت و از تو پیر و طفل راخرد خواهم ساخت و از تو جوان و دوشیزه راخرد خواهم ساخت. bible_en_fa As God overthrew Sodom and Gomorrah and the neighbour cities thereof, saith the LORD; so shall no man abide there, neither shall any son of man dwell therein. و از تو شبان و گله‌اش راخرد خواهم ساخت. و از تو خویشران و گاوانش را خرد خواهم ساخت. و از تو حاکمان و والیان راخرد خواهم ساخت. bible_en_fa Behold, a people shall come from the north, and a great nation, and many kings shall be raised up from the coasts of the earth. و خداوند می‌گوید: به بابل و جمیع سکنه زمین کلدانیان جزای تمامی بدی را که ایشان به صهیون کرده‌اند در نظر شماخواهم رسانید. bible_en_fa They shall hold the bow and the lance: they are cruel, and will not shew mercy: their voice shall roar like the sea, and they shall ride upon horses, every one put in array, like a man to the battle, against thee, O daughter of Babylon. اینک خداوند می‌گوید: ای کوه مخرب که تمامی جهان را خراب می‌سازی من به ضد تو هستم! و دست خود را بر تو بلندکرده، تو را از روی صخره‌ها خواهم غلطانید و تورا کوه سوخته شده خواهم ساخت! bible_en_fa The king of Babylon hath heard the report of them, and his hands waxed feeble: anguish took hold of him, and pangs as of a woman in travail. و از توسنگی به جهت سر زاویه یا سنگی به جهت بنیادنخواهند گرفت، بلکه خداوند می‌گوید که توخرابی ابدی خواهی شد. bible_en_fa Behold, he shall come up like a lion from the swelling of Jordan unto the habitation of the strong: but I will make them suddenly run away from her: and who is a chosen man, that I may appoint over her? for who is like me? and who will appoint me the time? and who is that shepherd that will stand before me? «علمها در زمین برافرازید و کرنا در میان امت‌ها بنوازید. امت‌ها را به ضد او حاضر سازیدو ممالک آرارات و منی و اشکناز را بر وی جمع کنید. سرداران به ضد وی نصب نمایید و اسبان رامثل ملخ مودار برآورید. bible_en_fa Therefore hear ye the counsel of the LORD, that he hath taken against Babylon; and his purposes, that he hath purposed against the land of the Chaldeans: Surely the least of the flock shall draw them out: surely he shall make their habitation desolate with them. امت‌ها را به ضد وی مهیا سازید. پادشاهان مادیان و حاکمانش وجمیع والیانش و تمامی اهل زمین سلطنت او را. bible_en_fa At the noise of the taking of Babylon the earth is moved, and the cry is heard among the nations. و جهان متزلزل و دردناک خواهد شد. زیرا که فکرهای خداوند به ضد بابل ثابت می‌ماند تا زمین بابل را ویران و غیرمسکون گرداند. bible_en_fa Thus saith the LORD; Behold, I will raise up against Babylon, and against them that dwell in the midst of them that rise up against me, a destroying wind; و شجاعان بابل از جنگ دست برمی دارند و در ملاذهای خویش می‌نشینند و جبروت ایشان زایل شده، مثل زن گشته‌اند و مسکنهایش سوخته وپشت بندهایش شکسته شده است. bible_en_fa And will send unto Babylon fanners, that shall fan her, and shall empty her land: for in the day of trouble they shall be against her round about. قاصد برابر قاصد و پیک برابر پیک خواهد دوید تا پادشاه بابل را خبر دهد که شهرش از هر طرف گرفته شد. bible_en_fa Against him that bendeth let the archer bend his bow, and against him that lifteth himself up in his brigandine: and spare ye not her young men; destroy ye utterly all her host. معبرها گرفتار شد و نی‌ها را به آتش سوختندو مردان جنگی مضطرب گردیدند. bible_en_fa Thus the slain shall fall in the land of the Chaldeans, and they that are thrust through in her streets. «زیرا که یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین می‌گوید: دختر بابل مثل خرمن در وقت کوبیدنش شده است و بعد از اندک زمانی وقت درو بدو خواهد رسید. bible_en_fa For Israel hath not been forsaken, nor Judah of his God, of the LORD of hosts; though their land was filled with sin against the Holy One of Israel. نبوکدرصر پادشاه بابل مرا خورده و تلف کرده است و مرا ظرف خالی ساخته مثل اژدها مرا بلعیده، شکم خود را ازنفایس من پر کرده و مرا مطرود نموده است. bible_en_fa Flee out of the midst of Babylon, and deliver every man his soul: be not cut off in her iniquity; for this is the time of the LORD's vengeance; he will render unto her a recompence. وساکنه صهیون خواهد گفت ظلمی که بر من و برجسد من شده بر بابل فرود شود. و اورشلیم خواهد گفت: خون من بر ساکنان زمین کلدانیان وارد آید. bible_en_fa Babylon hath been a golden cup in the LORD's hand, that made all the earth drunken: the nations have drunken of her wine; therefore the nations are mad. بنابراین خداوند چنین می‌گوید: اینک من دعوی تو را به انجام خواهم رسانید وانتقام تو را خواهم کشید و نهر او را خشک ساخته، چشمه‌اش را خواهم خشکانید. bible_en_fa Babylon is suddenly fallen and destroyed: howl for her; take balm for her pain, if so she may be healed. و بابل به تلها و مسکن شغالها و محل دهشت و مسخره مبدل شده، احدی در آن ساکن نخواهد شد. bible_en_fa We would have healed Babylon, but she is not healed: forsake her, and let us go every one into his own country: for her judgment reacheth unto heaven, and is lifted up even to the skies. مثل شیران با هم غرش خواهند کرد و مانندشیربچگان نعره خواهند زد. bible_en_fa The LORD hath brought forth our righteousness: come, and let us declare in Zion the work of the LORD our God. و خداوندمی گوید: هنگامی که گرم شوند برای ایشان بزمی برپا کرده، ایشان را مست خواهم ساخت تا وجدنموده، به خواب دایمی بخوابند که از آن بیدارنشوند. bible_en_fa Make bright the arrows; gather the shields: the LORD hath raised up the spirit of the kings of the Medes: for his device is against Babylon, to destroy it; because it is the vengeance of the LORD, the vengeance of his temple. و ایشان را مثل بره‌ها و قوچها و بزهای نر به مسلخ فرود خواهم آورد. bible_en_fa Set up the standard upon the walls of Babylon, make the watch strong, set up the watchmen, prepare the ambushes: for the LORD hath both devised and done that which he spake against the inhabitants of Babylon. چگونه شیشک گرفتار شده و افتخار تمامی جهان تسخیر گردیده است! چگونه بابل در میان امت‌ها محل دهشت گشته است! bible_en_fa O thou that dwellest upon many waters, abundant in treasures, thine end is come, and the measure of thy covetousness. دریا بر بابل برآمده و آن به کثرت امواجش مستور گردیده است. bible_en_fa The LORD of hosts hath sworn by himself, saying, Surely I will fill thee with men, as with caterpillers; and they shall lift up a shout against thee. شهرهایش خراب شده، به زمین خشک و بیابان مبدل گشته. bible_en_fa He hath made the earth by his power, he hath established the world by his wisdom, and hath stretched out the heaven by his understanding. و من بیل را در بابل سزا خواهم داد و آنچه را که بلعیده است ازدهانش بیرون خواهم آورد. و امت‌ها بار دیگر به زیارت آن نخواهند رفت و حصار بابل خواهدافتاد. bible_en_fa When he uttereth his voice, there is a multitude of waters in the heavens; and he causeth the vapours to ascend from the ends of the earth: he maketh lightnings with rain, and bringeth forth the wind out of his treasures. «ای قوم من از میانش بیرون آیید و هر کدام جان خود را از حدت خشم خداوند برهانید. bible_en_fa Every man is brutish by his knowledge; every founder is confounded by the graven image: for his molten image is falsehood, and there is no breath in them. ودل شما ضعف نکند و از آوازه‌ای که در زمین مسموع شود مترسید. زیرا که درآن سال آوازه‌ای شنیده خواهد شد و در سال بعد از آن آوازه‌ای دیگر. و در زمین ظلم خواهد شد و حاکم به ضدحاکم (خواهد برآمد). bible_en_fa They are vanity, the work of errors: in the time of their visitation they shall perish. بنابراین اینک ایامی می‌آید که به بتهای بابل عقوبت خواهم رسانید وتمامی زمینش خجل خواهد شد و جمیع مقتولانش در میانش خواهند افتاد. bible_en_fa The portion of Jacob is not like them; for he is the former of all things: and Israel is the rod of his inheritance: the LORD of hosts is his name. اما آسمانهاو زمین و هر‌چه در آنها باشد بر بابل ترنم خواهندنمود. زیرا خداوند می‌گوید که غارت کنندگان ازطرف شمال بر او خواهند آمد. bible_en_fa Thou art my battle axe and weapons of war: for with thee will I break in pieces the nations, and with thee will I destroy kingdoms; چنانکه بابل باعث افتادن مقتولان اسرائیل شده است، همچنین مقتولان تمامی جهان دربابل خواهندافتاد. bible_en_fa And with thee will I break in pieces the horse and his rider; and with thee will I break in pieces the chariot and his rider; ‌ای کسانی که از شمشیر رستگار شده ایدبروید و توقف منمایید و خداوند را از جای دورمتذکر شوید و اورشلیم را به‌خاطر خود آورید.» bible_en_fa With thee also will I break in pieces man and woman; and with thee will I break in pieces old and young; and with thee will I break in pieces the young man and the maid; ما خجل گشته‌ایم زانرو که عار را شنیدیم ورسوایی چهره ما را پوشانیده است. زیرا که غریبان به مقدسهای خانه خداوند داخل شده‌اند. bible_en_fa I will also break in pieces with thee the shepherd and his flock; and with thee will I break in pieces the husbandman and his yoke of oxen; and with thee will I break in pieces captains and rulers. بنابراین خداوند می‌گوید: «اینک ایامی می‌آیدکه به بتهایش عقوبت خواهم رسانید و در تمامی زمینش مجروحان ناله خواهند کرد. bible_en_fa And I will render unto Babylon and to all the inhabitants of Chaldea all their evil that they have done in Zion in your sight, saith the LORD. اگر‌چه بابل تا به آسمان خویشتن را برافرازد و اگر‌چه بلندی قوت خویش را حصین نماید، لیکن خداوند می‌گوید: غارت کنندگان از جانب من براو خواهند آمد. bible_en_fa Behold, I am against thee, O destroying mountain, saith the LORD, which destroyest all the earth: and I will stretch out mine hand upon thee, and roll thee down from the rocks, and will make thee a burnt mountain. صدای غوغا از بابل می‌آید وآواز شکست عظیمی از زمین کلدانیان. bible_en_fa And they shall not take of thee a stone for a corner, nor a stone for foundations; but thou shalt be desolate for ever, saith the LORD. زیراخداوند بابل را تاراج می‌نماید و صدای عظیم رااز میان آن نابود می‌کند و امواج ایشان مثل آبهای بسیار شورش می‌نماید و صدای آواز ایشان شنیده می‌شود. bible_en_fa Set ye up a standard in the land, blow the trumpet among the nations, prepare the nations against her, call together against her the kingdoms of Ararat, Minni, and Ashchenaz; appoint a captain against her; cause the horses to come up as the rough caterpillers. زیرا که بر آن یعنی بر بابل غارت کننده برمی آید و جبارانش گرفتار شده، کمانهای ایشان شکسته می‌شود. چونکه یهوه خدای مجازات است و البته مکافات خواهدرسانید. bible_en_fa Prepare against her the nations with the kings of the Medes, the captains thereof, and all the rulers thereof, and all the land of his dominion. و پادشاه که اسم او یهوه صبایوت است می‌گوید که من سروران و حکیمان وحاکمان و والیان و جبارانش را مست خواهم ساخت و به خواب دایمی که از آن بیدار نشوند، خواهند خوابید. bible_en_fa And the land shall tremble and sorrow: for every purpose of the LORD shall be performed against Babylon, to make the land of Babylon a desolation without an inhabitant. یهوه صبایوت چنین می‌گویدکه حصارهای وسیع بابل بالکل سرنگون خواهدشد و دروازه های بلندش به آتش سوخته خواهدگردید و امت‌ها به جهت بطالت مشقت خواهندکشید و قبایل به جهت آتش خویشتن را خسته خواهند کرد.» bible_en_fa The mighty men of Babylon have forborn to fight, they have remained in their holds: their might hath failed; they became as women: they have burned her dwellingplaces; her bars are broken. کلامی که ارمیا نبی به‌سرایا ابن نیریا ابن محسیا مرا فرمود هنگامی که او با صدقیاپادشاه یهودا در سال چهارم سلطنت وی به بابل می‌رفت. و سرایا رئیس دستگاه بود. bible_en_fa One post shall run to meet another, and one messenger to meet another, to shew the king of Babylon that his city is taken at one end, و ارمیاتمام بلا را که بر بابل می‌بایست بیاید در طوماری نوشت یعنی تمامی این سخنانی را که درباره بابل مکتوب است. bible_en_fa And that the passages are stopped, and the reeds they have burned with fire, and the men of war are affrighted. و ارمیا به‌سرایا گفت: «چون به بابل داخل شوی، آنگاه ببین و تمامی این سخنان را بخوان. bible_en_fa For thus saith the LORD of hosts, the God of Israel; The daughter of Babylon is like a threshingfloor, it is time to thresh her: yet a little while, and the time of her harvest shall come. و بگو: ای خداوند تو درباره این مکان فرموده‌ای که آن را هلاک خواهی ساخت به حدی که احدی از انسان یا از بهایم در آن ساکن نشود بلکه خرابه ابدی خواهد شد. bible_en_fa Nebuchadrezzar the king of Babylon hath devoured me, he hath crushed me, he hath made me an empty vessel, he hath swallowed me up like a dragon, he hath filled his belly with my delicates, he hath cast me out. و چون ازخواندن این طومار فارغ شدی، سنگی به آن ببندو آن را به میان فرات بینداز.و بگو همچنین بابل به‌سبب بلایی که من بر او وارد می‌آورم، غرق خواهد گردید و دیگر برپا نخواهد شد و ایشان خسته خواهند شد.»تا اینجا سخنان ارمیا است. bible_en_fa The violence done to me and to my flesh be upon Babylon, shall the inhabitant of Zion say; and my blood upon the inhabitants of Chaldea, shall Jerusalem say. و بگو همچنین بابل به‌سبب بلایی که من بر او وارد می‌آورم، غرق خواهد گردید و دیگر برپا نخواهد شد و ایشان خسته خواهند شد.»تا اینجا سخنان ارمیا است. bible_en_fa Therefore thus saith the LORD; Behold, I will plead thy cause, and take vengeance for thee; and I will dry up her sea, and make her springs dry. صدقیا بیست و یکساله بود که آغازسلطنت نمود و یازده سال در اورشلیم پادشاهی کرد و اسم مادرش حمیطل دختر ارمیااز لبنه بود. bible_en_fa And Babylon shall become heaps, a dwellingplace for dragons, an astonishment, and an hissing, without an inhabitant. و آنچه در نظر خداوند ناپسند بودموافق هر‌آنچه یهویاقیم کرده بود، بعمل آورد. bible_en_fa They shall roar together like lions: they shall yell as lion's whelps. زیرا به‌سبب غضبی که خداوند بر اورشلیم ویهودا داشت به حدی که آنها را از نظر خودانداخت واقع شد که صدقیا بر پادشاه بابل عاصی گشت. bible_en_fa In their heat I will make their feasts, and I will make them drunken, that they may rejoice, and sleep a perpetual sleep, and not wake, saith the LORD. و واقع شد که نبوکدرصر پادشاه بابل باتمامی لشکر خود در روز دهم ماه دهم سال نهم سلطنت خویش بر اورشلیم برآمد و در مقابل آن اردو زده، سنگری گرداگردش بنا نمودند. bible_en_fa I will bring them down like lambs to the slaughter, like rams with he goats. وشهر تا سال یازدهم صدقیا پادشاه در محاصره بود. bible_en_fa How is Sheshach taken! and how is the praise of the whole earth surprised! how is Babylon become an astonishment among the nations! و در روز نهم ماه چهارم قحطی در شهرچنان سخت شد که برای اهل زمین نان نبود. bible_en_fa The sea is come up upon Babylon: she is covered with the multitude of the waves thereof. پس در شهر رخنه‌ای ساختند و تمام مردان جنگی درشب از راه دروازه‌ای که در میان دو حصار نزد باغ پادشاه بود فرار کردند. و کلدانیان شهر را احاطه نموده بودند. و ایشان به راه عربه رفتند. bible_en_fa Her cities are a desolation, a dry land, and a wilderness, a land wherein no man dwelleth, neither doth any son of man pass thereby. و لشکرکلدانیان پادشاه را تعاقب نموده، در بیابان اریحا به صدقیا رسیدند و تمامی لشکرش از او پراکنده شدند. bible_en_fa And I will punish Bel in Babylon, and I will bring forth out of his mouth that which he hath swallowed up: and the nations shall not flow together any more unto him: yea, the wall of Babylon shall fall. پس پادشاه را گرفته، او را نزد پادشاه بابل به ربله در زمین حمات آوردند و او بر وی فتوی داد. bible_en_fa My people, go ye out of the midst of her, and deliver ye every man his soul from the fierce anger of the LORD. و پادشاه بابل پسران صدقیا را پیش رویش به قتل رسانید و جمیع سروران یهودا را نیز درربله کشت. bible_en_fa And lest your heart faint, and ye fear for the rumour that shall be heard in the land; a rumour shall both come one year, and after that in another year shall come a rumour, and violence in the land, ruler against ruler. و چشمان صدقیا را کور کرده، او رابدو زنجیر بست. و پادشاه بابل او را به بابل برده، وی را تا روز وفاتش در زندان انداخت. bible_en_fa Therefore, behold, the days come, that I will do judgment upon the graven images of Babylon: and her whole land shall be confounded, and all her slain shall fall in the midst of her. و در روز دهم ماه پنجم از سال نوزدهم سلطنت نبوکدرصر ملک پادشاه بابل، نبوزردان رئیس جلادان که به حضور پادشاه بابل می‌ایستادبه اورشلیم آمد. bible_en_fa Then the heaven and the earth, and all that is therein, shall sing for Babylon: for the spoilers shall come unto her from the north, saith the LORD. و خانه خداوند و خانه پادشاه را سوزانید و همه خانه های اورشلیم و هر خانه بزرگ را به آتش سوزانید. bible_en_fa As Babylon hath caused the slain of Israel to fall, so at Babylon shall fall the slain of all the earth. و تمامی لشکرکلدانیان که همراه رئیس جلادان بودند تمامی حصارهای اورشلیم را بهر طرف منهدم ساختند. bible_en_fa Ye that have escaped the sword, go away, stand not still: remember the LORD afar off, and let Jerusalem come into your mind. و نبوزردان رئیس جلادان بعضی از فقیران خلق و بقیه قوم را که در شهر باقی‌مانده بودند وخارجین را که بطرف پادشاه بابل شده بودند و بقیه جمعیت را به اسیری برد. bible_en_fa We are confounded, because we have heard reproach: shame hath covered our faces: for strangers are come into the sanctuaries of the LORD's house. امانبوزردان رئیس جلادان بعضی از مسکینان زمین را برای باغبانی وفلاحی واگذاشت. bible_en_fa Wherefore, behold, the days come, saith the LORD, that I will do judgment upon her graven images: and through all her land the wounded shall groan. و کلدانیان ستونهای برنجینی که در خانه خداوند بود و پایه‌ها ودریاچه برنجینی که در خانه خداوند بود، شکستند و تمامی برنج آنها را به بابل بردند. bible_en_fa Though Babylon should mount up to heaven, and though she should fortify the height of her strength, yet from me shall spoilers come unto her, saith the LORD. ودیگها و خاکندازها و گلگیرها و کاسه‌ها و قاشقهاو تمامی اسباب برنجینی را که به آنها خدمت می کردند بردند. bible_en_fa A sound of a cry cometh from Babylon, and great destruction from the land of the Chaldeans: و رئیس جلادان پیاله‌ها ومجمرها و کاسه‌ها و دیگها و شمعدانها و قاشقهاو لگنها را یعنی طلای آنچه را که از طلا بود ونقره آنچه را که از نقره بود برد. bible_en_fa Because the LORD hath spoiled Babylon, and destroyed out of her the great voice; when her waves do roar like great waters, a noise of their voice is uttered: اما دو ستون ویک دریاچه و دوازده گاو برنجینی را که زیرپایه‌ها بود و سلیمان پادشاه آنها را برای خانه خداوند ساخته بود. برنج همه این اسباب بی‌اندازه بود. bible_en_fa Because the spoiler is come upon her, even upon Babylon, and her mighty men are taken, every one of their bows is broken: for the LORD God of recompences shall surely requite. و اما ستونها، بلندی یکستون هجده ذراع و ریسمان دوازده ذراعی آنها رااحاطه داشت و حجم آن چهار انگشت بود و تهی بود. bible_en_fa And I will make drunk her princes, and her wise men, her captains, and her rulers, and her mighty men: and they shall sleep a perpetual sleep, and not wake, saith the King, whose name is the LORD of hosts. و تاج برنجین بر سرش و بلندی یکتاج پنج ذراع بود. و شبکه وانارها گرداگرد تاج همه ازبرنج بود. و ستون دوم مثل اینها و انارها داشت. bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts; The broad walls of Babylon shall be utterly broken, and her high gates shall be burned with fire; and the people shall labour in vain, and the folk in the fire, and they shall be weary. و بهر طرف نود و شش انار بود. و تمام انارها به اطراف شبکه یکصد بود. bible_en_fa The word which Jeremiah the prophet commanded Seraiah the son of Neriah, the son of Maaseiah, when he went with Zedekiah the king of Judah into Babylon in the fourth year of his reign. And this Seraiah was a quiet prince. و رئیس جلادان، سرایا رئیس کهنه، و صفنیای کاهن دوم و سه مستحفظ در را گرفت. bible_en_fa So Jeremiah wrote in a book all the evil that should come upon Babylon, even all these words that are written against Babylon. و سرداری را که برمردان جنگی گماشته شده بود و هفت نفر از آنانی را که روی پادشاه را می‌دیدند و در شهر یافت شدند و کاتب سردار لشکر را که اهل ولایت راسان می‌دید و شصت نفر از اهل زمین را که درشهر یافت شدند، از شهر گرفت. bible_en_fa And Jeremiah said to Seraiah, When thou comest to Babylon, and shalt see, and shalt read all these words; و نبوزردان رئیس جلادان ایشان را برداشته، نزد پادشاه بابل به ربله برد. bible_en_fa Then shalt thou say, O LORD, thou hast spoken against this place, to cut it off, that none shall remain in it, neither man nor beast, but that it shall be desolate for ever. و پادشاه بابل ایشان را در ربله درزمین حمات زده، به قتل رسانید پس یهودا ازولایت خود به اسیری رفتند. bible_en_fa And it shall be, when thou hast made an end of reading this book, that thou shalt bind a stone to it, and cast it into the midst of Euphrates: و این است گروهی که نبوکدرصر به اسیری برد. در سال هفتم سه هزار و بیست و سه نفر از یهود را. bible_en_fa And thou shalt say, Thus shall Babylon sink, and shall not rise from the evil that I will bring upon her: and they shall be weary. Thus far are the words of Jeremiah. و در سال هجدهم نبوکدرصر هشتصد و سی و دو نفر ازاورشلیم به اسیری برد. bible_en_fa Zedekiah was one and twenty years old when he began to reign, and he reigned eleven years in Jerusalem. And his mother's name was Hamutal the daughter of Jeremiah of Libnah. و در سال بیست و سوم نبوکدرصر نبوزردان رئیس جلادان هفتصد وچهل و پنج نفر از یهودا را به اسیری برد. پس جمله کسان چهار هزار و ششصد نفربودند. bible_en_fa And he did that which was evil in the eyes of the LORD, according to all that Jehoiakim had done. و در روز بیست و پنجم ماه دوازدهم ازسال سی و هفتم اسیری یهویاقیم پادشاه یهوداواقع شد که اویل مرودک پادشاه بابل در سال اول سلطنت خود سر یهویاقیم پادشاه یهودا را اززندان برافراشت. bible_en_fa For through the anger of the LORD it came to pass in Jerusalem and Judah, till he had cast them out from his presence, that Zedekiah rebelled against the king of Babylon. و با او سخنان دلاویز گفت وکرسی او را بالاتر از کرسیهای سایر پادشاهانی که با او در بابل بودند گذاشت.و لباس زندانی او راتبدیل نمود و او در تمامی روزهای عمرش همیشه نزد وی نان می‌خورد. bible_en_fa And it came to pass in the ninth year of his reign, in the tenth month, in the tenth day of the month, that Nebuchadrezzar king of Babylon came, he and all his army, against Jerusalem, and pitched against it, and built forts against it round about. و لباس زندانی او راتبدیل نمود و او در تمامی روزهای عمرش همیشه نزد وی نان می‌خورد. bible_en_fa So the city was besieged unto the eleventh year of king Zedekiah. چگونه شهری که پر از مخلوق بود منفردنشسته است! چگونه آنکه در میان امت هابزرگ بود مثل بیوه‌زن شده است! چگونه آنکه درمیان کشورها ملکه بود خراجگذار گردیده است! bible_en_fa And in the fourth month, in the ninth day of the month, the famine was sore in the city, so that there was no bread for the people of the land. شبانگاه زارزار گریه می‌کند و اشکهایش بررخسارهایش می‌باشد. از جمیع محبانش برای وی تسلی دهنده‌ای نیست. همه دوستانش بدوخیانت ورزیده، دشمن او شده‌اند. bible_en_fa Then the city was broken up, and all the men of war fled, and went forth out of the city by night by the way of the gate between the two walls, which was by the king's garden; (now the Chaldeans were by the city round about:) and they went by the way of the plain. یهودا به‌سبب مصیبت و سختی بندگی، جلای وطن شده است. در میان امت‌ها نشسته، راحت نمی یابد. و جمیع تعاقب کنندگانش درمیان جایهای تنگ به او در‌رسیده‌اند. bible_en_fa But the army of the Chaldeans pursued after the king, and overtook Zedekiah in the plains of Jericho; and all his army was scattered from him. راههای صهیون ماتم می‌گیرند، چونکه کسی به عیدهای او نمی آید. همه دروازه هایش خراب شده، کاهنانش آه می‌کشند. دوشیزگانش در مرارت می‌باشند و خودش در تلخی. bible_en_fa Then they took the king, and carried him up unto the king of Babylon to Riblah in the land of Hamath; where he gave judgment upon him. خصمانش سر شده‌اند و دشمنانش فیروزگردیده، زیرا که یهوه به‌سبب کثرت عصیانش، اورا ذلیل ساخته است. اطفالش پیش روی دشمن به اسیری رفته‌اند. bible_en_fa And the king of Babylon slew the sons of Zedekiah before his eyes: he slew also all the princes of Judah in Riblah. و تمامی زیبایی دختر صهیون از او زایل شده، سرورانش مثل غزالهایی که مرتعی پیدانمی کنند گردیده، از حضور تعاقب کننده بی‌قوت می‌روند. bible_en_fa Then he put out the eyes of Zedekiah; and the king of Babylon bound him in chains, and carried him to Babylon, and put him in prison till the day of his death. اورشلیم در روزهای مذلت و شقاوت خویش تمام نفایسی را که در ایام سابق داشته بودبه یاد می‌آورد. زیرا که قوم او به‌دست دشمن افتاده‌اند و برای وی مدد کننده‌ای نیست. دشمنانش او را دیده، بر خرابیهایش خندیدند. bible_en_fa Now in the fifth month, in the tenth day of the month, which was the nineteenth year of Nebuchadrezzar king of Babylon, came Nebuzar-adan, captain of the guard, which served the king of Babylon, into Jerusalem, اورشلیم به شدت گناه ورزیده و از این سبب مکروه گردیده است. جمیع آنانی که او را محترم می‌داشتند او را خوار می‌شمارند چونکه برهنگی او را دیده‌اند. و خودش نیز آه می‌کشد و به عقب برگشته است. bible_en_fa And burned the house of the LORD, and the king's house; and all the houses of Jerusalem, and all the houses of the great men, burned he with fire: نجاست او در دامنش می‌باشد و آخرت خویش را به یاد نمی آورد. و بطور عجیب پست گردیده، برای وی تسلی دهنده‌ای نیست. ای یهوه مذلت مرا ببین زیرا که دشمن تکبر می‌نماید. bible_en_fa And all the army of the Chaldeans, that were with the captain of the guard, brake down all the walls of Jerusalem round about. دشمن دست خویش را بر همه نفایس اودراز کرده است. زیرا امت هایی را که امر فرمودی که به جماعت تو داخل نشوند دیده است که به مقدس او در می‌آیند. bible_en_fa Then Nebuzar-adan the captain of the guard carried away captive certain of the poor of the people, and the residue of the people that remained in the city, and those that fell away, that fell to the king of Babylon, and the rest of the multitude. تمام قوم او آه کشیده، نان می‌جویند. تمام نفایس خود را به جهت خوراک داده‌اند تا جان خود را تازه کنند. ای یهوه ببین و ملاحظه فرمازیرا که من خوار شده‌ام. bible_en_fa But Nebuzar-adan the captain of the guard left certain of the poor of the land for vinedressers and for husbandmen. ‌ای جمیع راه گذریان آیا این در نظر شماهیچ است؟ ملاحظه کنید و ببینید آیا غمی مثل غم من بوده است که بر من عارض گردیده و یهوه در روز حدت خشم خویش مرا به آن مبتلاساخته است؟ bible_en_fa Also the pillars of brass that were in the house of the LORD, and the bases, and the brasen sea that was in the house of the LORD, the Chaldeans brake, and carried all the brass of them to Babylon. آتش از اعلی علیین به استخوانهای من فرستاده، آنها را زبون ساخته است. دام برای پایهایم گسترانیده، مرا به عقب برگردانیده، و مراویران و در تمام روز غمگین ساخته است. bible_en_fa The caldrons also, and the shovels, and the snuffers, and the bowls, and the spoons, and all the vessels of brass wherewith they ministered, took they away. یوغ عصیان من به‌دست وی محکم بسته شده، آنها به هم پیچیده بر گردن من برآمده است. خداوند قوت مرا زایل ساخته و مرا به‌دست کسانی که با ایشان مقاومت نتوانم نمود تسلیم کرده است. bible_en_fa And the basons, and the firepans, and the bowls, and the caldrons, and the candlesticks, and the spoons, and the cups; that which was of gold in gold, and that which was of silver in silver, took the captain of the guard away. خداوند جمیع شجاعان مرا در میانم تلف ساخته است. جماعتی بر من خوانده است تاجوانان مرا منکسر سازند. و خداوند آن دوشیزه یعنی دختر یهودا را در چرخشت پایمال کرده است. bible_en_fa The two pillars, one sea, and twelve brasen bulls that were under the bases, which king Solomon had made in the house of the LORD: the brass of all these vessels was without weight. به‌سبب این چیزها گریه می‌کنم. از چشم من، از چشم من آب می‌ریزد زیرا تسلی دهنده وتازه کننده جانم از من دور است. پسرانم هلاک شده‌اند زیرا که دشمن، غالب آمده است. bible_en_fa And concerning the pillars, the height of one pillar was eighteen cubits; and a fillet of twelve cubits did compass it; and the thickness thereof was four fingers: it was hollow. صهیون دستهای خود را دراز می‌کند امابرایش تسلی دهنده‌ای نیست. یهوه درباره یعقوب امر فرموده است که مجاورانش دشمن اوبشوند، پس اورشلیم در میان آنها مکروه گردیده است. bible_en_fa And a chapiter of brass was upon it; and the height of one chapiter was five cubits, with network and pomegranates upon the chapiters round about, all of brass. The second pillar also and the pomegranates were like unto these. یهوه عادل است زیرا که من از فرمان اوعصیان ورزیده‌ام. ای جمیع امت‌ها بشنوید و غم مرا مشاهده نمایید! دوشیزگان و جوانان من به اسیری رفته‌اند. bible_en_fa And there were ninety and six pomegranates on a side; and all the pomegranates upon the network were an hundred round about. محبان خویش را خواندم اما ایشان مرافریب دادند. کاهنان و مشایخ من که خوراک می‌جستند تا جان خود را تازه کنند در شهر جان دادند. bible_en_fa And the captain of the guard took Seraiah the chief priest, and Zephaniah the second priest, and the three keepers of the door: ‌ای یهوه نظر کن زیرا که در تنگی هستم. احشایم می‌جوشد و دلم در اندرون من منقلب شده است چونکه به شدت عصیان ورزیده‌ام. دربیرون شمشیر هلاک می‌کند و در خانه‌ها مثل موت است. bible_en_fa He took also out of the city an eunuch, which had the charge of the men of war; and seven men of them that were near the king's person, which were found in the city; and the principal scribe of the host, who mustered the people of the land; and threescore men of the people of the land, that were found in the midst of the city. می‌شنوند که آه می‌کشم اما برایم تسلی دهنده‌ای نیست. دشمنانم چون بلای مراشنیدند، مسرور شدند که تو این را کرده‌ای. اما توروزی را که اعلان نموده‌ای خواهی آورد و ایشان مثل من خواهند شد.تمامی شرارت ایشان به نظر تو بیاید. وچنانکه با من به‌سبب تمامی معصیتم عمل نمودی به ایشان نیز عمل نما. زیرا که ناله های من بسیار است و دلم بیتاب شده است. bible_en_fa So Nebuzar-adan the captain of the guard took them, and brought them to the king of Babylon to Riblah. تمامی شرارت ایشان به نظر تو بیاید. وچنانکه با من به‌سبب تمامی معصیتم عمل نمودی به ایشان نیز عمل نما. زیرا که ناله های من بسیار است و دلم بیتاب شده است. bible_en_fa And the king of Babylon smote them, and put them to death in Riblah in the land of Hamath. Thus Judah was carried away captive out of his own land. صهیون را به ظلمت پوشانیده و جلال اسرائیل را از آسمان به زمین افکنده است. وقدمگاه خویش را در روز خشم خود به یادنیاورده است. bible_en_fa This is the people whom Nebuchadrezzar carried away captive: in the seventh year three thousand Jews and three and twenty: خداوند تمامی مسکن های یعقوب را هلاک کرده و شفقت ننموده است. قلعه های دختر یهودارا در غضب خود منهدم ساخته، و سلطنت وسرورانش را به زمین انداخته، بی‌عصمت ساخته است. bible_en_fa In the eighteenth year of Nebuchadrezzar he carried away captive from Jerusalem eight hundred thirty and two persons: در حدت خشم خود تمامی شاخهای اسرائیل را منقطع ساخته، دست راست خود را ازپیش روی دشمن برگردانیده است. و یعقوب رامثل آتش مشتعل که از هر طرف می‌بلعدسوزانیده است. bible_en_fa In the three and twentieth year of Nebuchadrezzar Nebuzar-adan the captain of the guard carried away captive of the Jews seven hundred forty and five persons: all the persons were four thousand and six hundred. کمان خود را مثل دشمن زه کرده، با دست راست خود مثل عدو برپا ایستاده است. و همه آنانی را که در خیمه دختر صهیون نیکو منظربودند به قتل رسانیده، غضب خویش را مثل آتش ریخته است. bible_en_fa And it came to pass in the seven and thirtieth year of the captivity of Jehoiachin king of Judah, in the twelfth month, in the five and twentieth day of the month, that Evil-merodach king of Babylon in the first year of his reign lifted up the head of Jehoiachin king of Judah, and brought him forth out of prison, خداوند مثل دشمن شده، اسرائیل را هلاک کرده و تمامی قصرهایش را منهدم ساخته وقلعه هایش را خراب نموده است. و برای دختریهودا ماتم و ناله را افزوده است. bible_en_fa And spake kindly unto him, and set his throne above the throne of the kings that were with him in Babylon, و سایبان خود را مثل (کپری ) در بوستان خراب کرده، مکان اجتماع خویش را منهدم ساخته است. یهوه، عیدها و سبت‌ها را در صهیون به فراموشی داده است. و در حدت خشم خویش پادشاهان و کاهنان را خوار نموده است. bible_en_fa And changed his prison garments: and he did continually eat bread before him all the days of his life. خداوند مذبح خود را مکروه داشته و مقدس خویش را خوار نموده و دیوارهای قصرهایش رابه‌دست دشمنان تسلیم کرده است. و ایشان درخانه یهوه مثل ایام عیدها صدا می‌زنند. bible_en_fa And for his diet, there was a continual diet given him of the king of Babylon, every day a portion until the day of his death, all the days of his life. یهوه قصد نموده است که حصارهای دخترصهیون را منهدم سازد. پس ریسمانکار کشیده، دست خود را از هلاکت باز نداشته، بلکه خندق وحصار را به ماتم درآورده است که با هم نوحه می‌کنند. bible_en_fa How doth the city sit solitary, that was full of people how is she become as a widow she that was was great among the nations, and princess among the provinces, how is she become tributary دروازه هایش به زمین فرو رفته است پشت بندهایش را خراب و خرد ساخته است. پادشاه و سرورانش در میان امت‌ها می‌باشند وهیچ شریعتی نیست. و انبیای او نیز رویا از جانب یهوه نمی بینند. bible_en_fa She weepeth sore in the night, and her tears are on her cheeks: among all her lovers she hath none to comfort her: all her friends have dealt treacherously with her, they are become her enemies. مشایخ دختر صهیون بر زمین نشسته، خاموش می‌باشند، و خاک بر سر افشانده، پلاس می‌پوشند. و دوشیزگان اورشلیم سر خود رابسوی زمین می‌افکنند. bible_en_fa Judah is gone into captivity because of affliction, and because of great servitude: she dwelleth among the heathen, she findeth no rest: all her persecutors overtook her between the straits. چشمان من از اشکها کاهیده شد و احشایم بجوش آمده و جگرم به‌سبب خرابی دختر قوم من بر زمین ریخته شده است. چونکه اطفال وشیرخوارگان در کوچه های شهر ضعف می‌کنند. bible_en_fa The ways of Zion do mourn, because none come to the solemn feasts: all her gates are desolate: her priests sigh, her virgins are afflicted, and she is in bitterness. و به مادران خویش می‌گویند: گندم وشراب کجا است؟ زیرا که مثل مجروحان درکوچه های شهر بیهوش می‌گردند، و جانهای خویش را به آغوش مادران خود می‌ریزند. bible_en_fa Her adversaries are the chief, her enemies prosper; for the LORD hath afflicted her for the multitude of her transgressions: her children are gone into captivity before the enemy. برای تو چه شهادت توانم آورد و تو را به چه چیز تشبیه توانم نمود‌ای دختر اورشلیم! وچه چیز را به تو مقابله نموده، تو را‌ای دوشیزه دختر صهیون تسلی دهم! زیرا که شکستگی تومثل دریا عظیم است و کیست که تو را شفا تواندداد. bible_en_fa And from the daughter of Zion all her beauty is departed: her princes are become like harts that find no pasture, and they are gone without strength before the pursuer. انبیای تو رویاهای دروغ و باطل برایت دیده‌اند و گناهانت را کشف نکرده‌اند تا تو را ازاسیری برگردانند، بلکه وحی کاذب و اسباب پراکندگی برای تو دیده‌اند. bible_en_fa Jerusalem remembered in the days of her affliction and of her miseries all her pleasant things that she had in the days of old, when her people fell into the hand of the enemy, and none did help her: the adversaries saw her, and did mock at her sabbaths. جمیع ره گذریان برتو دستک می‌زنند وسخریه نموده، سرهای خود را بر دختر اورشلیم می‌جنبانند (و می‌گویند): آیا این است شهری که آن را کمال زیبایی و ابتهاج تمام زمین می‌خواندند؟ bible_en_fa Jerusalem hath grievously sinned; therefore she is removed: all that honoured her despise her, because they have seen her nakedness: yea, she sigheth, and turneth backward. جمیع دشمنانت، دهان خود را بر توگشوده استهزا می‌نمایند و دندانهای خود را به هم افشرده، می‌گویند که آن را هلاک ساختیم. البته این‌روزی است که انتظار آن را می‌کشیدیم، حال آن را پیدا نموده و مشاهده کرده‌ایم. bible_en_fa Her filthiness is in her skirts; she remembereth not her last end; therefore she came down wonderfully: she had no comforter. O LORD, behold my affliction: for the enemy hath magnified himself. یهوه آنچه را که قصد نموده است بجاآورده و کلامی را که از ایام قدیم فرموده بود به انجام رسانیده، آن را هلاک کرده و شفقت ننموده است. و دشمنت را برتو مسرور گردانیده، شاخ خصمانت را برافراشته است. bible_en_fa The adversary hath spread out his hand upon all her pleasant things: for she hath seen that the heathen entered into her sanctuary, whom thou didst command that they should not enter into thy congregation. دل ایشان نزد خداوند فریاد برآورده، (می گوید): ای دیوار دختر صهیون، شبانه‌روزمثل رود اشک بریز و خود را آرامی مده ومردمک چشمت راحت نبیند! bible_en_fa All her people sigh, they seek bread; they have given their pleasant things for meat to relieve the soul: see, O LORD, and consider; for I am become vile. شبانگاه در ابتدای پاسها برخاسته، فریادبرآور و دل خود را مثل آب پیش روی خداوندبریز. و دستهای خود را به‌خاطر جان اطفالت که از گرسنگی به‌سر هرکوچه بیهوش می‌گردند نزد او برافراز، bible_en_fa Is it nothing to you, all ye that pass by? behold, and see if there be any sorrow like unto my sorrow, which is done unto me, wherewith the LORD hath afflicted me in the day of his fierce anger. (وبگو): ای یهوه بنگر و ملاحظه فرما که چنین عمل را به چه کس نموده‌ای آیا می‌شود که زنان میوه رحم خود و اطفالی را که به ناز پرورده بودند بخورند؟ و آیا می‌شود که کاهنان و انبیا درمقدس خداوند کشته شوند؟ bible_en_fa From above hath he sent fire into my bones, and it prevaileth against them: he hath spread a net for my feet, he hath turned me back: he hath made me desolate and faint all the day. جوانان و پیران در کوچه‌ها بر زمین می‌خوابند. دوشیزگان و جوانان من به شمشیرافتاده‌اند. در روز غضب خود ایشان را به قتل رسانیده، کشتی و شفقت ننمودی.ترسهای مرا از هرطرف مثل روز عیدخواندی و کسی نبود که در روز غضب یهوه نجات یابد یا باقی ماند. و آنانی را که به ناز پرورده و تربیت نموده بودم دشمن من ایشان را تلف نموده است. bible_en_fa The yoke of my transgressions is bound by his hand: they are wreathed, and come up upon my neck: he hath made my strength to fall, the Lord hath delivered me into their hands, from whom I am not able to rise up. ترسهای مرا از هرطرف مثل روز عیدخواندی و کسی نبود که در روز غضب یهوه نجات یابد یا باقی ماند. و آنانی را که به ناز پرورده و تربیت نموده بودم دشمن من ایشان را تلف نموده است. bible_en_fa The Lord hath trodden under foot all my mighty men in the midst of me: he hath called an assembly against me to crush my young men: the Lord hath trodden the virgin, the daughter of Judah, as in a winepress. من آن مرد هستم که از عصای غضب وی مذلت دیده‌ام. bible_en_fa For these things I weep; mine eye, mine eye runneth down with water, because the comforter that should relieve my soul is far from me: my children are desolate, because the enemy prevailed. او مرا رهبری نموده، به تاریکی در‌آورده است و نه به روشنایی. bible_en_fa Zion spreadeth forth her hands, and there is none to comfort her: the LORD hath commanded concerning Jacob, that his adversaries should be round about him: Jerusalem is as a menstruous woman among them. به درستی که دست خویش را تمامی روز به ضد من بارها برگردانیده است. bible_en_fa The LORD is righteous; for I have rebelled against his commandment: hear, I pray you, all people, and behold my sorrow: my virgins and my young men are gone into captivity. گوشت و پوست مرا مندرس ساخته واستخوانهایم را خرد کرده است. bible_en_fa I called for my lovers, but they deceived me: my priests and mine elders gave up the ghost in the city, while they sought their meat to relieve their souls. به ضد من بنا نموده، مرا به تلخی و مشقت احاطه کرده است. bible_en_fa Behold, O LORD; for I am in distress: my bowels are troubled; mine heart is turned within me; for I have grievously rebelled: abroad the sword bereaveth, at home there is as death. مرا مثل آنانی که از قدیم مرده‌اند در تاریکی نشانیده است. bible_en_fa They have heard that I sigh: there is none to comfort me: all mine enemies have heard of my trouble; they are glad that thou hast done it: thou wilt bring the day that thou hast called, and they shall be like unto me. گرد من حصار کشیده که نتوانم بیرون آمد وزنجیر مرا سنگین ساخته است. bible_en_fa Let all their wickedness come before thee; and do unto them, as thou hast done unto me for all my transgressions: for my sighs are many, and my heart is faint. و نیز چون فریاد و استغاثه می‌نمایم دعای مرا منع می‌کند. bible_en_fa How hath the Lord covered the daughter of Zion with a cloud in his anger, and cast down from heaven unto the earth the beauty of Israel, and remembered not his footstool in the day of his anger! راههای مرا با سنگهای تراشیده سد کرده است و طریقهایم را کج نموده است. bible_en_fa The Lord hath swallowed up all the habitations of Jacob, and hath not pitied: he hath thrown down in his wrath the strong holds of the daughter of Judah; he hath brought them down to the ground: he hath polluted the kingdom and the princes thereof. او برای من خرسی است در کمین نشسته وشیری که در بیشه خود می‌باشد. bible_en_fa He hath cut off in his fierce anger all the horn of Israel: he hath drawn back his right hand from before the enemy, and he burned against Jacob like a flaming fire, which devoureth round about. راه مرا منحرف ساخته، مرا دریده است ومرا مبهوت گردانیده است. bible_en_fa He hath bent his bow like an enemy: he stood with his right hand as an adversary, and slew all that were pleasant to the eye in the tabernacle of the daughter of Zion: he poured out his fury like fire. کمان خود را زه کرده، مرا برای تیرهای خویش، هدف ساخته است. bible_en_fa The Lord was as an enemy: he hath swallowed up Israel, he hath swallowed up all her palaces: he hath destroyed his strong holds, and hath increased in the daughter of Judah mourning and lamentation. و تیرهای ترکش خود را به گرده های من فرو برده است. bible_en_fa And he hath violently taken away his tabernacle, as if it were of a garden: he hath destroyed his places of the assembly: the LORD hath caused the solemn feasts and sabbaths to be forgotten in Zion, and hath despised in the indignation of his anger the king and the priest. من به جهت تمامی قوم خود مضحکه وتمامی روز سرود ایشان شده‌ام. bible_en_fa The Lord hath cast off his altar, he hath abhorred his sanctuary, he hath given up into the hand of the enemy the walls of her palaces; they have made a noise in the house of the LORD, as in the day of a solemn feast. مرا به تلخیها سیر کرده و مرا به افسنتین مست گردانیده است. bible_en_fa The LORD hath purposed to destroy the wall of the daughter of Zion: he hath stretched out a line, he hath not withdrawn his hand from destroying: therefore he made the rampart and the wall to lament; they languished together. دندانهایم را به سنگ ریزها شکسته و مرا به خاکستر پوشانیده است. bible_en_fa Her gates are sunk into the ground; he hath destroyed and broken her bars: her king and her princes are among the Gentiles: the law is no more; her prophets also find no vision from the LORD. تو جان مرا از سلامتی دور انداختی و من سعادتمندی را فراموش کردم، bible_en_fa The elders of the daughter of Zion sit upon the ground, and keep silence: they have cast up dust upon their heads; they have girded themselves with sackcloth: the virgins of Jerusalem hang down their heads to the ground. و گفتم که قوت و امید من از یهوه تلف شده است. bible_en_fa Mine eyes do fail with tears, my bowels are troubled, my liver is poured upon the earth, for the destruction of the daughter of my people; because the children and the sucklings swoon in the streets of the city. مذلت و شقاوت مرا افسنتین و تلخی به یادآور. bible_en_fa They say to their mothers, Where is corn and wine? when they swooned as the wounded in the streets of the city, when their soul was poured out into their mothers' bosom. تو البته به یاد خواهی آورد زیرا که جان من در من منحنی شده است. bible_en_fa What thing shall I take to witness for thee? what thing shall I liken to thee, O daughter of Jerusalem? what shall I equal to thee, that I may comfort thee, O virgin daughter of Zion? for thy breach is great like the sea: who can heal thee? و من آن را در دل خود خواهم گذرانید و ازاین سبب امیدوار خواهم بود. bible_en_fa Thy prophets have seen vain and foolish things for thee: and they have not discovered thine iniquity, to turn away thy captivity; but have seen for thee false burdens and causes of banishment. از رافت های خداوند است که تلف نشدیم زیرا که رحمت های او بی‌زوال است. bible_en_fa All that pass by clap their hands at thee; they hiss and wag their head at the daughter of Jerusalem, saying, Is this the city that men call The perfection of beauty, The joy of the whole earth? آنها هر صبح تازه می‌شود و امانت تو بسیاراست. bible_en_fa All thine enemies have opened their mouth against thee: they hiss and gnash the teeth: they say, We have swallowed her up: certainly this is the day that we looked for; we have found, we have seen it. و جان من می‌گوید که خداوند نصیب من است، بنابراین بر او امیدوارم. bible_en_fa The LORD hath done that which he had devised; he hath fulfilled his word that he had commanded in the days of old: he hath thrown down, and hath not pitied: and he hath caused thine enemy to rejoice over thee, he hath set up the horn of thine adversaries. خداوند به جهت کسانی که بر او توکل دارند و برای آنانی که او را می‌طلبند نیکو است. bible_en_fa Their heart cried unto the Lord, O wall of the daughter of Zion, let tears run down like a river day and night: give thyself no rest; let not the apple of thine eye cease. خوب است که انسان امیدوار باشد و باسکوت انتظار نجات خداوند را بکشد. bible_en_fa Arise, cry out in the night: in the beginning of the watches pour out thine heart like water before the face of the Lord: lift up thy hands toward him for the life of thy young children, that faint for hunger in the top of every street. برای انسان نیکو است که یوغ را در جوانی خود بردارد. bible_en_fa Behold, O LORD, and consider to whom thou hast done this. Shall the women eat their fruit, and children of a span long? shall the priest and the prophet be slain in the sanctuary of the Lord? به تنهایی بنشیند و ساکت باشد زیرا که اوآن را بر وی نهاده است. bible_en_fa The young and the old lie on the ground in the streets: my virgins and my young men are fallen by the sword; thou hast slain them in the day of thine anger; thou hast killed, and not pitied. دهان خود را بر خاک بگذارد که شاید امیدباشد. bible_en_fa Thou hast called as in a solemn day my terrors round about, so that in the day of the LORD's anger none escaped nor remained: those that I have swaddled and brought up hath mine enemy consumed. رخسار خود را به زنندگان بسپارد و ازخجالت سیر شود. bible_en_fa I am the man that hath seen affliction by the rod of his wrath. زیرا خداوند تا به ابد او را ترک نخواهدنمود. bible_en_fa He hath led me, and brought me into darkness, but not into light. زیرا اگر‌چه کسی را محزون سازد لیکن برحسب کثرت رافت خود رحمت خواهد فرمود. bible_en_fa Surely against me is he turned; he turneth his hand against me all the day. چونکه بنی آدم را از دل خود نمی رنجاند ومحزون نمی سازد. bible_en_fa My flesh and my skin hath he made old; he hath broken my bones. تمامی اسیران زمین را زیر پا پایمال کردن، bible_en_fa He hath builded against me, and compassed me with gall and travail. و منحرف ساختن حق انسان به حضورحضرت اعلی، bible_en_fa He hath set me in dark places, as they that be dead of old. و منقلب نمودن آدمی در دعویش منظورخداوند نیست. bible_en_fa He hath hedged me about, that I cannot get out: he hath made my chain heavy. کیست که بگوید و واقع شود اگر خداوندامر نفرموده باشد. bible_en_fa Also when I cry and shout, he shutteth out my prayer. آیا از فرمان حضرت اعلی هم بدی و هم نیکویی صادر نمی شود؟ bible_en_fa He hath inclosed my ways with hewn stone, he hath made my paths crooked. پس چرا انسان تا زنده است و آدمی به‌سبب سزای گناهان خویش شکایت کند؟ bible_en_fa He was unto me as a bear lying in wait, and as a lion in secret places. راههای خود را تجسس و تفحص بنماییم و بسوی خداوند بازگشت کنیم. bible_en_fa He hath turned aside my ways, and pulled me in pieces: he hath made me desolate. دلها و دستهای خویش را بسوی خدایی که در آسمان است برافرازیم، bible_en_fa He hath bent his bow, and set me as a mark for the arrow. (و بگوییم ): «ما گناه کردیم و عصیان ورزیدیم و تو عفو نفرمودی. bible_en_fa He hath caused the arrows of his quiver to enter into my reins. خویشتن را به غضب پوشانیده، ما را تعاقب نمودی و به قتل رسانیده، شفقت نفرمودی. bible_en_fa I was a derision to all my people; and their song all the day. خویشتن را به ابر غلیظ مستور ساختی، تادعای ما نگذرد. bible_en_fa He hath filled me with bitterness, he hath made me drunken with wormwood. ما را در میان امت‌ها فضله و خاکروبه گردانیده‌ای.» bible_en_fa He hath also broken my teeth with gravel stones, he hath covered me with ashes. تمامی دشمنان ما بر ما دهان خود رامی گشایند. bible_en_fa And thou hast removed my soul far off from peace: I forgat prosperity. خوف و دام و هلاکت و خرابی بر ما عارض گردیده است. bible_en_fa And I said, My strength and my hope is perished from the LORD: به‌سبب هلاکت دختر قوم من، نهرهای آب از چشمانم می‌ریزد. bible_en_fa Remembering mine affliction and my misery, the wormwood and the gall. چشم من بلا انقطاع جاری است و بازنمی ایستد. bible_en_fa My soul hath them still in remembrance, and is humbled in me. تا خداوند از آسمان ملاحظه نماید و ببیند. bible_en_fa This I recall to my mind, therefore have I hope. چشمانم به جهت جمیع دختران شهرم، جان مرا می‌رنجاند. bible_en_fa It is of the LORD's mercies that we are not consumed, because his compassions fail not. آنانی که بی‌سبب دشمن منند مرا مثل مرغ بشدت تعاقب می‌نمایند. bible_en_fa They are new every morning: great is thy faithfulness. جان مرا در سیاه چال منقطع ساختند وسنگها بر من‌انداختند. bible_en_fa The LORD is my portion, saith my soul; therefore will I hope in him. آبها از سر من گذشت پس گفتم: منقطع شدم. bible_en_fa The LORD is good unto them that wait for him, to the soul that seeketh him. آنگاه‌ای خداوند، از عمق های سیاه چال اسم تو را خواندم. bible_en_fa It is good that a man should both hope and quietly wait for the salvation of the LORD. آواز مرا شنیدی، پس گوش خود را از آه واستغاثه من مپوشان! bible_en_fa It is good for a man that he bear the yoke in his youth. در روزی که تو را خواندم نزدیک شده، فرمودی که نترس. bible_en_fa He sitteth alone and keepeth silence, because he hath borne it upon him. ‌ای خداوند دعوی جان مرا انجام داده و حیات مرا فدیه نموده‌ای! bible_en_fa He putteth his mouth in the dust; if so be there may be hope. ‌ای خداوند ظلمی را که به من نموده انددیده‌ای پس مرا دادرسی فرما! bible_en_fa He giveth his cheek to him that smiteth him: he is filled full with reproach. تمامی کینه ایشان و همه تدبیرهایی را که به ضد من کردند دیده‌ای. bible_en_fa For the Lord will not cast off for ever: ‌ای خداوند مذمت ایشان را و همه تدبیرهایی را که به ضد من کردند شنیده‌ای! bible_en_fa But though he cause grief, yet will he have compassion according to the multitude of his mercies. سخنان مقاومت کنندگانم را و فکرهایی راکه تمامی روز به ضد من دارند (دانسته‌ای ). bible_en_fa For he doth not afflict willingly nor grieve the children of men. نشستن و برخاستن ایشان را ملاحظه فرمازیرا که من سرود ایشان شده‌ام. bible_en_fa To crush under his feet all the prisoners of the earth, ‌ای خداوند موافق اعمال دستهای ایشان مکافات به ایشان برسان. bible_en_fa To turn aside the right of a man before the face of the most High, غشاوه قلب به ایشان بده و لعنت تو برایشان باد!ایشان را به غضب تعاقب نموده، از زیرآسمانهای خداوند هلاک کن. bible_en_fa To subvert a man in his cause, the Lord approveth not. ایشان را به غضب تعاقب نموده، از زیرآسمانهای خداوند هلاک کن. bible_en_fa Who is he that saith, and it cometh to pass, when the Lord commandeth it not? چگونه طلا زنگ گرفته و زر خالص منقلب گردیده است؟ سنگهای قدس به‌سر هرکوچه ریخته شده است. bible_en_fa Out of the mouth of the most High proceedeth not evil and good? چگونه پسران گرانبهای صهیون که به زر ناب برابر می‌بودند مثل ظروف سفالین که عمل دست کوزه‌گر باشد شمرده شده‌اند. bible_en_fa Wherefore doth a living man complain, a man for the punishment of his sins? شغالها تیز پستانهای خود را بیرون آورده، بچه های خویش را شیر می‌دهند. اما دختر قوم من مانند شتر مرغ بری، بیرحم گردیده است. bible_en_fa Let us search and try our ways, and turn again to the LORD. زبان اطفال شیرخواره از تشنگی به کام ایشان می‌چسبد، و کودکان نان می‌خواهند وکسی به ایشان نمی دهد. bible_en_fa Let us lift up our heart with our hands unto God in the heavens. آنانی که خوراک لذیذ می‌خورند در کوچه ها بینوا گشته‌اند. آنانی که در لباس قرمز تربیت یافته‌اند مزبله‌ها را در آغوش می‌کشند. bible_en_fa We have transgressed and have rebelled: thou hast not pardoned. زیرا که عصیان دختر قوم من از گناه سدوم زیاده است، که در لحظه‌ای واژگون شد و کسی دست بر او ننهاد. bible_en_fa Thou hast covered with anger, and persecuted us: thou hast slain, thou hast not pitied. نذیرگان او از برف، صاف تر و از شیر، سفیدتر بودند. بدن ایشان از لعل سرختر و جلوه ایشان مثل یاقوت کبود بود. bible_en_fa Thou hast covered thyself with a cloud, that our prayer should not pass through. اما صورت ایشان از سیاهی سیاهتر شده است که در کوچه‌ها شناخته نمی شوند. پوست ایشان به استخوانهایشان چسبیده و خشک شده، مثل چوب گردیده است. bible_en_fa Thou hast made us as the offscouring and refuse in the midst of the people. کشتگان شمشیر از کشتگان گرسنگی بهترند. زیرا که اینان از عدم محصول زمین مجروح شده، کاهیده می‌گردند. bible_en_fa All our enemies have opened their mouths against us. زنان مهربان، اولاد خود را می‌پزند به‌دستهای خویش. و آنها در هلاکت دختر قوم من غذای ایشان هستند. bible_en_fa Fear and a snare is come upon us, desolation and destruction. خداوند غضب خود را به اتمام رسانیده، حدت خشم خویش را ریخته است، و آتشی درصهیون افروخته که اساس آن را سوزانیده است. bible_en_fa Mine eye runneth down with rivers of water for the destruction of the daughter of my people. پادشاهان جهان و جمیع سکنه ربع مسکون باور نمی کردند که عدو و دشمن به دروازه های اورشلیم داخل شود. bible_en_fa Mine eye trickleth down, and ceaseth not, without any intermission, به‌سبب گناه انبیا و گناه کاهنانش، که خون عادلان را در اندرونش ریختند. bible_en_fa Till the LORD look down, and behold from heaven. مثل کوران در کوچه‌ها نوان می‌شوند و ازخون نجس شده‌اند، که لباس ایشان را لمس نمی توانند کرد. bible_en_fa Mine eye affecteth mine heart because of all the daughters of my city. و به ایشان ندا می‌کنند که دور شوید، نجس (هستید)! دور شوید دور شوید و لمس منمایید! چون فرار می‌کردند نوان می‌شدند و در میان امت‌ها می‌گفتند که در اینجا دیگر توقف نخواهند کرد. bible_en_fa Mine enemies chased me sore, like a bird, without cause. خشم خداوند ایشان را پراکنده ساخته وایشان را دیگر منظور نخواهد داشت. به کاهنان ایشان اعتنا نمی کنند و بر مشایخ، رافت ندارند. bible_en_fa They have cut off my life in the dungeon, and cast a stone upon me. چشمان ما تا حال در انتظار اعانت باطل ماکاهیده می‌شود. بر دیده بانگاههای خود انتظارکشیدیم، برای امتی که نجات نمی توانند داد. bible_en_fa Waters flowed over mine head; then I said, I am cut off. قدمهای ما را تعاقب نمودند به حدی که درکوچه های خود راه نمی توانیم رفت. آخرت مانزدیک است و روزهای ما تمام شده زیرا که اجل ما رسیده است. bible_en_fa I called upon thy name, O LORD, out of the low dungeon. تعاقب کنندگان ما از عقابهای هواتیزروتراند. ما را بر کوهها تعاقب می‌کنند و برای ما در صحرا کمین می‌گذارند. bible_en_fa Thou hast heard my voice: hide not thine ear at my breathing, at my cry. مسیح خداوند که نفخه بینی ما می‌بود درحفره های ایشان گرفتار شد، که درباره اومی گفتم زیر سایه او در میان امت‌ها، زیست خواهیم نمود. bible_en_fa Thou drewest near in the day that I called upon thee: thou saidst, Fear not. مسرور باش و شادی کن‌ای دختر ادوم که در زمین عوص ساکن هستی! بر تو نیز این‌جام خواهد رسید و مست شده، عریان خواهی شد.‌ای دختر صهیون سزای گناه تو تمام شد وتو را دیگر جلای وطن نخواهد ساخت. ای دخترادوم، عقوبت گناه تو را به تو خواهد رسانید وگناهان تو را کشف خواهد نمود. bible_en_fa O Lord, thou hast pleaded the causes of my soul; thou hast redeemed my life. ‌ای دختر صهیون سزای گناه تو تمام شد وتو را دیگر جلای وطن نخواهد ساخت. ای دخترادوم، عقوبت گناه تو را به تو خواهد رسانید وگناهان تو را کشف خواهد نمود. bible_en_fa O LORD, thou hast seen my wrong: judge thou my cause. ای یهوه آنچه بر ما واقع شد به یاد آور وملاحظه فرموده، عار ما را ببین. bible_en_fa Thou hast seen all their vengeance and all their imaginations against me. میراث ما از آن غریبان و خانه های ما از آن اجنبیان گردیده است. bible_en_fa Thou hast heard their reproach, O LORD, and all their imaginations against me; ما یتیم و بی‌پدر شده‌ایم و مادران ما مثل بیوه‌ها گردیده‌اند. bible_en_fa The lips of those that rose up against me, and their device against me all the day. آب خود را به نقره می‌نوشیم و هیزم ما به مافروخته می‌شود. bible_en_fa Behold their sitting down, and their rising up; I am their musick. تعاقب کنندگان ما به گردن ما رسیده‌اند وخسته شده، راحت نداریم. bible_en_fa Render unto them a recompence, O LORD, according to the work of their hands. با اهل مصر و آشور دست دادیم تا از نان سیرشویم. bible_en_fa Give them sorrow of heart, thy curse unto them. پدران ما گناه ورزیده، نابود شده‌اند و مامتحمل عصیان ایشان گردیده‌ایم. bible_en_fa Persecute and destroy them in anger from under the heavens of the LORD. غلامان بر ما حکمرانی می‌کنند و کسی نیست که از دست ایشان رهایی دهد. bible_en_fa How is the gold become dim! how is the most fine gold changed! the stones of the sanctuary are poured out in the top of every street. از ترس شمشیر اهل بیابان، نان خود را بخطرجان خویش می‌یابیم. bible_en_fa The precious sons of Zion, comparable to fine gold, how are they esteemed as earthen pitchers, the work of the hands of the potter! پوست ما به‌سبب سموم قحط مثل تنورسوخته شده است. bible_en_fa Even the sea monsters draw out the breast, they give suck to their young ones: the daughter of my people is become cruel, like the ostriches in the wilderness. زنان را در صهیون بی‌عصمت کردند ودوشیزگان را در شهرهای یهودا. bible_en_fa The tongue of the sucking child cleaveth to the roof of his mouth for thirst: the young children ask bread, and no man breaketh it unto them. سروران از دست ایشان به دار کشیده شده و به مشایخ اعتنا ننمودند. bible_en_fa They that did feed delicately are desolate in the streets: they that were brought up in scarlet embrace dunghills. جوانان سنگهای آسیا را برمی دارند وکودکان زیر بار هیزم می‌افتند. bible_en_fa For the punishment of the iniquity of the daughter of my people is greater than the punishment of the sin of Sodom, that was overthrown as in a moment, and no hands stayed on her. مشایخ از دروازه‌ها نابود شدند و جوانان ازنغمه سرایی خویش. bible_en_fa Her Nazarites were purer than snow, they were whiter than milk, they were more ruddy in body than rubies, their polishing was of sapphire: شادی دل ما نیست شد و رقص ما به ماتم مبدل گردید. bible_en_fa Their visage is blacker than a coal; they are not known in the streets: their skin cleaveth to their bones; it is withered, it is become like a stick. تاج از سر ما افتاد، وای بر ما زیرا که گناه کردیم. bible_en_fa They that be slain with the sword are better than they that be slain with hunger: for these pine away, stricken through for want of the fruits of the field. از این جهت دل ما بیتاب شده است و به‌سبب این چیزها چشمان ما تار گردیده است. bible_en_fa The hands of the pitiful women have sodden their own children: they were their meat in the destruction of the daughter of my people. یعنی به‌خاطر کوه صهیون که ویران شد وروباهان در آن گردش می‌کنند. bible_en_fa The LORD hath accomplished his fury; he hath poured out his fierce anger, and hath kindled a fire in Zion, and it hath devoured the foundations thereof. اما تو‌ای یهوه تا ابدالاباد جلوس می‌فرمایی و کرسی تو تا جمیع دهرها خواهدبود. bible_en_fa The kings of the earth, and all the inhabitants of the world, would not have believed that the adversary and the enemy should have entered into the gates of Jerusalem. پس برای چه ما را تا به ابد فراموش کرده وما را مدت مدیدی ترک نموده‌ای.‌ای یهوه ما را بسوی خود برگردان وبازگشت خواهیم کرد و ایام ما را مثل زمان سلف تازه کن. bible_en_fa For the sins of her prophets, and the iniquities of her priests, that have shed the blood of the just in the midst of her, ‌ای یهوه ما را بسوی خود برگردان وبازگشت خواهیم کرد و ایام ما را مثل زمان سلف تازه کن. bible_en_fa They have wandered as blind men in the streets, they have polluted themselves with blood, so that men could not touch their garments. و روز پنجم ماه چهارم سال سی‌ام، چون من در میان اسیران نزد نهر خابور بودم، واقع شد که آسمان گشوده گردید و رویاهای خدارا دیدم. bible_en_fa They cried unto them, Depart ye; it is unclean; depart, depart, touch not: when they fled away and wandered, they said among the heathen, They shall no more sojourn there. در پنجم آن ماه که سال پنجم اسیری یهویاکین پادشاه بود، bible_en_fa The anger of the LORD hath divided them; he will no more regard them: they respected not the persons of the priests, they favoured not the elders. کلام یهوه بر حزقیال بن بوزی کاهن نزد نهر خابور در زمین کلدانیان نازل شد و دست خداوند در آنجا بر او بود. bible_en_fa As for us, our eyes as yet failed for our vain help: in our watching we have watched for a nation that could not save us. پس نگریستم و اینک باد شدیدی از طرف شمال برمی آید و ابر عظیمی و آتش جهنده ودرخشندگی‌ای گرداگردش و از میانش یعنی ازمیان آتش، مثل منظر برنج تابان بود. bible_en_fa They hunt our steps, that we cannot go in our streets: our end is near, our days are fulfilled; for our end is come. و از میانش شبیه چهار حیوان پدید آمد و نمایش ایشان این بود که شبیه انسان بودند. bible_en_fa Our persecutors are swifter than the eagles of the heaven: they pursued us upon the mountains, they laid wait for us in the wilderness. و هریک از آنها چهاررو داشت و هریک از آنها چهار بال داشت. bible_en_fa The breath of our nostrils, the anointed of the LORD, was taken in their pits, of whom we said, Under his shadow we shall live among the heathen. وپایهای آنها پایهای مستقیم و کف پای آنها مانندکف پای گوساله بود و مثل منظر برنج صیقلی درخشان بود. bible_en_fa Rejoice and be glad, O daughter of Edom, that dwellest in the land of Uz; the cup also shall pass through unto thee: thou shalt be drunken, and shalt make thyself naked. و زیر بالهای آنها از چهار طرف آنها دستهای انسان بود و آن چهار رویها و بالهای خود را چنین داشتند. bible_en_fa The punishment of thine iniquity is accomplished, O daughter of Zion; he will no more carry thee away into captivity: he will visit thine iniquity, O daughter of Edom; he will discover thy sins. و بالهای آنها به یکدیگرپیوسته بود و چون می‌رفتند رو نمی تافتند، بلکه هریک به راه مستقیم می‌رفتند. bible_en_fa Remember, O LORD, what is come upon us: consider, and behold our reproach. و اما شباهت رویهای آنها (این بود که ) آنها روی انسان داشتندو آن چهار روی شیر بطرف راست داشتند و آن چهار روی گاو بطرف چپ داشتند و آن چهار روی عقاب داشتند. bible_en_fa Our inheritance is turned to strangers, our houses to aliens. و رویها و بالهای آنها ازطرف بالا از یکدیگر جدا بود و دو بال هریک به همدیگر پیوسته و دو بال دیگر بدن آنها رامی پوشانید. bible_en_fa We are orphans and fatherless, our mothers are as widows. و هر یک از آنها به راه مستقیم می‌رفتند و به هر جایی که روح می‌رفت آنهامی رفتند و درحین رفتن رو نمی تافتند. bible_en_fa We have drunken our water for money; our wood is sold unto us. و اما شباهت این حیوانات (این بود که )صورت آنها مانند شعله های اخگرهای آتش افروخته شده، مثل صورت مشعلها بود. و آن آتش در میان آن حیوانات گردش می‌کرد ودرخشان می‌بود و از میان آتش برق می‌جهید. bible_en_fa Our necks are under persecution: we labour, and have no rest. و آن حیوانات مثل صورت برق می‌دویدند وبرمی گشتند. bible_en_fa We have given the hand to the Egyptians, and to the Assyrians, to be satisfied with bread. و چون آن حیوانات را ملاحظه می‌کردم، اینک یک چرخ به پهلوی آن حیوانات برای هر روی (هرکدام از) آن چهار بر زمین بود. bible_en_fa Our fathers have sinned, and are not; and we have borne their iniquities. و صورت چرخها و صنعت آنها مثل منظرزبرجد بود و آن چهار یک شباهت داشتند. وصورت و صنعت آنها مثل چرخ در میان چرخ بود. bible_en_fa Servants have ruled over us: there is none that doth deliver us out of their hand. و چون آنها می‌رفتند، بر چهار جانب خودمی رفتند و در حین رفتن به هیچ طرف میل نمی کردند. bible_en_fa We gat our bread with the peril of our lives because of the sword of the wilderness. و فلکه های آنها بلند و مهیب بود وفلکه های آن چهار از هر طرف از چشمها پر بود. bible_en_fa Our skin was black like an oven because of the terrible famine. و چون آن حیوانات می‌رفتند، چرخها درپهلوی آنها می‌رفت و چون آن حیوانات از زمین بلند می‌شدند، چرخها بلند می‌شد. bible_en_fa They ravished the women in Zion, and the maids in the cities of Judah. و هر جایی که روح می‌رفت آنها می‌رفتند، به هر جا که روح سیر می‌کرد و چرخها پیش روی آنها بلندمی شد، زیرا که روح حیوانات در چرخها بود. bible_en_fa Princes are hanged up by their hand: the faces of elders were not honoured. و چون آنها می‌رفتند، اینها می‌رفت و چون آنها می‌ایستادند، اینها می‌ایستاد. و چون آنها اززمین بلند می‌شدند، چرخها پیش روی آنها اززمین بلند می‌شد، زیرا روح حیوانات در چرخهابود. bible_en_fa They took the young men to grind, and the children fell under the wood. و شباهت فلکی که بالای سر حیوانات بودمثل منظر بلور مهیب بود و بالای سر آنها پهن شده بود. bible_en_fa The elders have ceased from the gate, the young men from their musick. و بالهای آنها زیر فلک بسوی یکدیگر مستقیم بود و دو بال هریک از این طرف می‌پوشانید و دو بال هر یک از آن طرف بدنهای آنها را می‌پوشانید. bible_en_fa The joy of our heart is ceased; our dance is turned into mourning. و چون می‌رفتند، من صدای بالهای آنها را مانند صدای آبهای بسیار، مثل آواز حضرت اعلی و صدای هنگامه را مثل صدای فوج شنیدم. زیرا که چون می‌ایستادندبالهای خویش را فرو می‌هشتند. bible_en_fa The crown is fallen from our head: woe unto us, that we have sinned! و چون درحین ایستادن بالهای خود را فرو می‌هشتند، صدایی از فلکی که بالای سر آنها بود مسموع می‌شد. bible_en_fa For this our heart is faint; for these things our eyes are dim. و بالای فلکی که بر سر آنها بودشباهت تختی مثل صورت یاقوت کبود بود وبرآن شباهت تخت، شباهتی مثل صورت انسان برفوق آن بود. bible_en_fa Because of the mountain of Zion, which is desolate, the foxes walk upon it. و از منظر کمر او بطرف بالا مثل منظر برنج تابان، مانند نمایش آتش در اندرون آن و گرداگردش دیدم. و از منظر کمر او به طرف پایین مثل نمایش آتشی که از هر طرف درخشان بود دیدم.مانند نمایش قوس قزح که در روزباران در ابر می‌باشد، همچنین آن درخشندگی گرداگرد آن بود. این منظر شباهت جلال یهوه بود و چون آن را دیدم، به روی خود در‌افتادم و آوازقائلی را شنیدم، bible_en_fa Thou, O LORD, remainest for ever; thy throne from generation to generation. مانند نمایش قوس قزح که در روزباران در ابر می‌باشد، همچنین آن درخشندگی گرداگرد آن بود. این منظر شباهت جلال یهوه بود و چون آن را دیدم، به روی خود در‌افتادم و آوازقائلی را شنیدم، bible_en_fa Wherefore dost thou forget us for ever, and forsake us so long time? که مرا گفت: «ای پسر انسان بر پایهای خودبایست تا با تو سخن گویم.» bible_en_fa Turn thou us unto thee, O LORD, and we shall be turned; renew our days as of old. و چون این رابه من گفت، روح داخل من شده، مرا بر پایهایم برپا نمود. و او را که با من متکلم نمود شنیدم bible_en_fa But thou hast utterly rejected us; thou art very wroth against us. که مرا گفت: «ای پسر انسان من تو را نزد بنی‌اسرائیل می‌فرستم، یعنی نزد امت فتنه انگیزی که به من فتنه انگیخته‌اند. ایشان و پدران ایشان تا به امروزبر من عصیان ورزیده‌اند. bible_en_fa Now it came to pass in the thirtieth year, in the fourth month, in the fifth day of the month, as I was among the captives by the river of Chebar, that the heavens were opened, and I saw visions of God. و پسران ایشان سخت رو و قسی القلب هستند و من تو را نزد ایشان می‌فرستم تا به ایشان بگویی: خداوند یهوه چنین می‌فرماید. bible_en_fa In the fifth day of the month, which was the fifth year of king Jehoiachin's captivity, و ایشان خواه بشنوند و خواه نشنوند، زیرا خاندان فتنه انگیز می‌باشند، خواهنددانست که نبی‌ای در میان ایشان هست. bible_en_fa The word of the LORD came expressly unto Ezekiel the priest, the son of Buzi, in the land of the Chaldeans by the river Chebar; and the hand of the LORD was there upon him. و تو‌ای پسر انسان از ایشان مترس و از سخنان ایشان بیم مکن اگرچه خارها و شوکها با تو باشد و در میان عقربها ساکن باشی، اما از سخنان ایشان مترس واز رویهای ایشان هراسان مشو، زیرا که ایشان خاندان فتنه انگیز می‌باشند. bible_en_fa And I looked, and, behold, a whirlwind came out of the north, a great cloud, and a fire infolding itself, and a brightness was about it, and out of the midst thereof as the colour of amber, out of the midst of the fire. پس کلام مرا به ایشان بگو، خواه بشنوند و خواه نشنوند، چونکه فتنه انگیز هستند. bible_en_fa Also out of the midst thereof came the likeness of four living creatures. And this was their appearance; they had the likeness of a man. و تو‌ای پسر انسان آنچه را که من به تو می‌گویم بشنو و مثل این خاندان فتنه انگیزعاصی مشو بلکه دهان خود را گشوده، آنچه را که من به تو می‌دهم بخور.» bible_en_fa And every one had four faces, and every one had four wings. پس نگریستم و اینک دستی بسوی من درازشد و در آن طوماری بود.و آن را پیش من بگشود که رو و پشتش هر دو نوشته بود و نوحه و ماتم و وای بر آن مکتوب بود. bible_en_fa And their feet were straight feet; and the sole of their feet was like the sole of a calf's foot: and they sparkled like the colour of burnished brass. و آن را پیش من بگشود که رو و پشتش هر دو نوشته بود و نوحه و ماتم و وای بر آن مکتوب بود. bible_en_fa And they had the hands of a man under their wings on their four sides; and they four had their faces and their wings. پس مرا گفت: «ای پسر انسان آنچه را که می یابی بخور. این طومار را بخور و رفته، باخاندان اسرائیل متکلم شو.» bible_en_fa Their wings were joined one to another; they turned not when they went; they went every one straight forward. آنگاه دهان خود راگشودم و او آن طومار را به من خورانید. bible_en_fa As for the likeness of their faces, they four had the face of a man, and the face of a lion, on the right side: and they four had the face of an ox on the left side; they four also had the face of an eagle. و مراگفت: «ای پسر انسان شکم خود را بخوران واحشای خویش را از این طوماری که من به تومی دهم پر کن.» پس آن را خوردم و در دهانم مثل عسل شیرین بود. bible_en_fa Thus were their faces: and their wings were stretched upward; two wings of every one were joined one to another, and two covered their bodies. و مرا گفت: «ای پسر انسان بیا و نزد خاندان اسرائیل رفته، کلام مرا برای ایشان بیان کن. bible_en_fa And they went every one straight forward: whither the spirit was to go, they went; and they turned not when they went. زیراکه نزد امت غامض زبان و ثقیل لسان فرستاده نشدی، بلکه نزد خاندان اسرائیل. bible_en_fa As for the likeness of the living creatures, their appearance was like burning coals of fire, and like the appearance of lamps: it went up and down among the living creatures; and the fire was bright, and out of the fire went forth lightning. نه نزدقوم های بسیار غامض زبان و ثقیل لسان که سخنان ایشان را نتوانی فهمید. یقین اگر تو را نزدآنها می‌فرستادم به تو گوش می‌گرفتند. bible_en_fa And the living creatures ran and returned as the appearance of a flash of lightning. اماخاندان اسرائیل نمی خواهند تو را بشنوند زیرا که نمی خواهند مرا بشنوند. چونکه تمامی خاندان اسرائیل سخت پیشانی و قسی القلب هستند. bible_en_fa Now as I beheld the living creatures, behold one wheel upon the earth by the living creatures, with his four faces. هان من روی تو را در مقابل روی ایشان سخت خواهم ساخت و پیشانی تو را در مقابل پیشانی‌ایشان سخت خواهم گردانید. bible_en_fa The appearance of the wheels and their work was like unto the colour of a beryl: and they four had one likeness: and their appearance and their work was as it were a wheel in the middle of a wheel. بلکه پیشانی تو رامثل الماس از سنگ خارا سخت‌تر گردانیدم. پس از ایشان مترس و از رویهای ایشان هراسان مباش، زیرا که خاندان فتنه انگیز می‌باشند.» bible_en_fa When they went, they went upon their four sides: and they turned not when they went. و مرا گفت: «ای پسر انسان تمام کلام مرا که به تو می‌گویم در دل خود جا بده و به گوشهای خود استماع نما. bible_en_fa As for their rings, they were so high that they were dreadful; and their rings were full of eyes round about them four. و بیا و نزد اسیرانی که ازپسران قوم تو می‌باشند رفته، ایشان را خطاب کن و خواه بشنوند و خواه نشنوند. به ایشان بگو: خداوند یهوه چنین می‌فرماید.» bible_en_fa And when the living creatures went, the wheels went by them: and when the living creatures were lifted up from the earth, the wheels were lifted up. آنگاه روح، مرا برداشت و از عقب خود صدای گلبانگ عظیمی شنیدم که «جلال یهوه از مقام او متبارک باد.» bible_en_fa Whithersoever the spirit was to go, they went, thither was their spirit to go; and the wheels were lifted up over against them: for the spirit of the living creature was in the wheels. و صدای بالهای آن حیوانات را که به همدیگر برمی خوردند و صدای چرخها را که پیش روی آنها بود و صدای گلبانگ عظیمی راشنیدم. bible_en_fa When those went, these went; and when those stood, these stood; and when those were lifted up from the earth, the wheels were lifted up over against them: for the spirit of the living creature was in the wheels. آنگاه روح مرا برداشت و برد و با تلخی در حرارت روح خود رفتم و دست خداوند بر من سنگین می‌بود. bible_en_fa And the likeness of the firmament upon the heads of the living creature was as the colour of the terrible crystal, stretched forth over their heads above. پس به تل ابیب نزد اسیرانی که نزد نهر خابور ساکن بودند، رسیدم و در مکانی که ایشان نشسته بودند، در آنجا به میان ایشان هفت روز متحیر نشستم. bible_en_fa And under the firmament were their wings straight, the one toward the other: every one had two, which covered on this side, and every one had two, which covered on that side, their bodies. و بعد از انقضای هفت روز واقع شد که کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa And when they went, I heard the noise of their wings, like the noise of great waters, as the voice of the Almighty, the voice of speech, as the noise of an host: when they stood, they let down their wings. «ای پسر انسان تو را برای خاندان اسرائیل دیده بان ساختم، پس کلام را از دهان من بشنو و ایشان را از جانب من تهدید کن. bible_en_fa And there was a voice from the firmament that was over their heads, when they stood, and had let down their wings. و حینی که من به مرد شریر گفته باشم که البته خواهی مرد، اگر تو او را تهدید نکنی و سخن نگویی تا آن شریر را از طریق زشت اوتهدید نموده، او را زنده سازی، آنگاه آن شریر درگناهش خواهد مرد، اما خون او را از دست توخواهم طلبید. bible_en_fa And above the firmament that was over their heads was the likeness of a throne, as the appearance of a sapphire stone: and upon the likeness of the throne was the likeness as the appearance of a man above upon it. لیکن اگر تو مرد شریر را تهدیدکنی و او از شرارت خود و طریق بد خویش بازگشت نکند او در گناه خود خواهد مرد، اما توجان خود را نجات داده‌ای. bible_en_fa And I saw as the colour of amber, as the appearance of fire round about within it, from the appearance of his loins even upward, and from the appearance of his loins even downward, I saw as it were the appearance of fire, and it had brightness round about. و اگر مرد عادل ازعدالت خود برگردد و گناه ورزد و من سنگی مصادم پیش وی بنهم تا بمیرد، چونکه تو او راتهدید ننمودی، او در گناه خود خواهد مرد و عدالتی که بعمل آورده بود به یاد آورده نخواهدشد. لیکن خون او را از دست تو خواهم طلبید. bible_en_fa As the appearance of the bow that is in the cloud in the day of rain, so was the appearance of the brightness round about. This was the appearance of the likeness of the glory of the LORD. And when I saw it, I fell upon my face, and I heard a voice of one that spake. و اگر تو مرد عادل را تهدید کنی که آن مردعادل گناه نکند و او خطا نورزد البته زنده خواهدماند، چونکه تهدید پذیرفته است و تو جان خودرا نجات داده‌ای.» bible_en_fa And he said unto me, Son of man, stand upon thy feet, and I will speak unto thee. و دست خداوند در آنجا بر من نهاده شد واو مرا گفت: «برخیز و به هامون بیرون شو که درآنجا با تو سخن خواهم گفت.» bible_en_fa And the spirit entered into me when he spake unto me, and set me upon my feet, that I heard him that spake unto me. پس برخاسته، به هامون بیرون رفتم و اینک جلال خداوند مثل جلالی که نزد نهر خابور دیده بودم، در آنجا برپاشد و من به روی خود درافتادم. bible_en_fa And he said unto me, Son of man, I send thee to the children of Israel, to a rebellious nation that hath rebelled against me: they and their fathers have transgressed against me, even unto this very day. و روح داخل من شده، مرا بر پایهایم برپا داشت و او مرا خطاب کرده، گفت: «برو و خویشتن را در خانه خود ببند. bible_en_fa For they are impudent children and stiffhearted. I do send thee unto them; and thou shalt say unto them, Thus saith the Lord GOD. و اما تو‌ای پسر انسان اینک بندها بر توخواهند نهاد و تو را به آنها خواهند بست اما درمیان ایشان بیرون مرو. bible_en_fa And they, whether they will hear, or whether they will forbear, (for they are a rebellious house,) yet shall know that there hath been a prophet among them. و من زبان تو را به کامت خواهم چسبانید تا گنگ شده، برای ایشان ناصح نباشی. زیرا که ایشان خاندان فتنه انگیز می‌باشند.اما وقتی که من با تو تکلم نمایم، آنگاه دهان تورا خواهم گشود و به ایشان خواهی گفت: خداوندیهوه چنین می‌فرماید. آنگاه آنکه شنوا باشدبشنود و آنکه ابا نماید ابا کند. زیرا که ایشان خاندان فتنه انگیز می‌باشند.» bible_en_fa And thou, son of man, be not afraid of them, neither be afraid of their words, though briers and thorns be with thee, and thou dost dwell among scorpions: be not afraid of their words, nor be dismayed at their looks, though they be a rebellious house. اما وقتی که من با تو تکلم نمایم، آنگاه دهان تورا خواهم گشود و به ایشان خواهی گفت: خداوندیهوه چنین می‌فرماید. آنگاه آنکه شنوا باشدبشنود و آنکه ابا نماید ابا کند. زیرا که ایشان خاندان فتنه انگیز می‌باشند.» bible_en_fa And thou shalt speak my words unto them, whether they will hear, or whether they will forbear: for they are most rebellious. «و تو نیز‌ای پسر انسان آجری بگیر و آن راپیش روی خود بگذار و شهر اورشلیم را برآن نقش نما. bible_en_fa But thou, son of man, hear what I say unto thee; Be not thou rebellious like that rebellious house: open thy mouth, and eat that I give thee. و آن را محاصره کن و در برابرش برجها ساخته، سنگری در مقابلش برپا نما و به اطرافش اردو زده، منجنیقها به هر سوی آن برپاکن. bible_en_fa And when I looked, behold, an hand was sent unto me; and, lo, a roll of a book was therein; و تابه آهنین برای خود گرفته، آن را در میان خود و شهر، دیواری آهنین بگذار و روی خود رابر آن بدار و محاصره خواهد شد و تو آن رامحاصره کن تا آیتی به جهت خاندان اسرائیل بشود. bible_en_fa And he spread it before me; and it was written within and without: and there was written therein lamentations, and mourning, and woe. پس تو بر پهلوی چپ خود بخواب و گناه خاندان اسرائیل را بر آن بگذار. موافق شماره روزهایی که بر آن بخوابی، گناه ایشان را متحمل خواهی شد. bible_en_fa Moreover he said unto me, Son of man, eat that thou findest; eat this roll, and go speak unto the house of Israel. و من سالهای گناه ایشان را مطابق شماره روزها یعنی سیصد و نود روز بر تونهاده‌ام. پس متحمل گناه خاندان اسرائیل خواهی شد. bible_en_fa So I opened my mouth, and he caused me to eat that roll. و چون اینها را به انجام رسانیده باشی، بازبه پهلوی راست خود بخواب و چهل روزمتحمل گناه خاندان یهودا خواهی شد. هر روزی را به جهت سالی برای تو قرار داده‌ام. bible_en_fa And he said unto me, Son of man, cause thy belly to eat, and fill thy bowels with this roll that I give thee. Then did I eat it; and it was in my mouth as honey for sweetness. و بازوی خود را برهنه کرده، روی به محاصره اورشلیم بدار و به ضد آن نبوت کن. bible_en_fa And he said unto me, Son of man, go, get thee unto the house of Israel, and speak with my words unto them. و اینک بندها بر تومی نهم و تا روزهای محاصره ات را به اتمام نرسانیده باشی از پهلو به پهلوی دیگرت نخواهی غلطید. bible_en_fa For thou art not sent to a people of a strange speech and of an hard language, but to the house of Israel; پس گندم و جو و باقلا و عدس و ارزن وجلبان برای خود گرفته، آنها را در یک ظرف بریزو خوراکی از آنها برای خود بپز و تمامی روزهایی که به پهلوی خود می‌خوابی، یعنی سیصد و نود روز آن را خواهی خورد. bible_en_fa Not to many people of a strange speech and of an hard language, whose words thou canst not understand. Surely, had I sent thee to them, they would have hearkened unto thee. وغذایی که می‌خوری به وزن خواهد بود، یعنی بیست مثقال برای هر روز. وقت به وقت آن راخواهی خورد. bible_en_fa But the house of Israel will not hearken unto thee; for they will not hearken unto me: for all the house of Israel are impudent and hardhearted. و آب را به پیمایش یعنی سدس یک هین خواهی نوشید. آن را وقت به وقت خواهی نوشید. bible_en_fa Behold, I have made thy face strong against their faces, and thy forehead strong against their foreheads. و قرصهای نان جو که می‌خوری، آنها را بر سرگین انسان در نظر ایشان خواهی پخت. bible_en_fa As an adamant harder than flint have I made thy forehead: fear them not, neither be dismayed at their looks, though they be a rebellious house. و خداوند فرمود به همین منوال بنی‌اسرائیل نان نجس در میان امت هایی که من ایشان را به میان آنها پراکنده می‌سازم خواهندخورد.» bible_en_fa Moreover he said unto me, Son of man, all my words that I shall speak unto thee receive in thine heart, and hear with thine ears. پس گفتم: «آه‌ای خداوند یهوه اینک جان من نجس نشده و از طفولیت خود تا به حال میته یادریده شده را نخورده‌ام و خوراک نجس به دهانم نرفته است.» bible_en_fa And go, get thee to them of the captivity, unto the children of thy people, and speak unto them, and tell them, Thus saith the Lord GOD; whether they will hear, or whether they will forbear. آنگاه به من گفت: «بدان که سرگین گاو را به عوض سرگین انسان به تو دادم، پس نان خود را بر آن خواهی پخت.» bible_en_fa Then the spirit took me up, and I heard behind me a voice of a great rushing, saying, Blessed be the glory of the LORD from his place. و مرا گفت: «ای پسر انسان اینک من عصای نان را در اورشلیم خواهم شکست و نان را به وزن و عسرت خواهندخورد و آب را به پیمایش و حیرت خواهندنوشید.زیرا که محتاج نان و آب خواهند شد وبه حیرت بر یکدیگر نظر خواهند انداخت و به‌سبب گناهان خود گداخته خواهند شد. bible_en_fa I heard also the noise of the wings of the living creatures that touched one another, and the noise of the wheels over against them, and a noise of a great rushing. زیرا که محتاج نان و آب خواهند شد وبه حیرت بر یکدیگر نظر خواهند انداخت و به‌سبب گناهان خود گداخته خواهند شد. bible_en_fa So the spirit lifted me up, and took me away, and I went in bitterness, in the heat of my spirit; but the hand of the LORD was strong upon me. بگیر و آن را مثل استره حجام به جهت خود بکار برده، آن را بر سر و ریش خود بگذران وترازویی گرفته، مویها را تقسیم کن. bible_en_fa Then I came to them of the captivity at Tel-abib, that dwelt by the river of Chebar, and I sat where they sat, and remained there astonished among them seven days. و چون روزهای محاصره را به اتمام رسانیده باشی، یک ثلث را در میان شهر به آتش بسوزان و یک ثلث راگرفته، اطراف آن را با تیغ بزن و ثلث دیگر را به بادها بپاش و من در عقب آنها شمشیری خواهم فرستاد. bible_en_fa And it came to pass at the end of seven days, that the word of the LORD came unto me, saying, و اندکی از آن را گرفته، آنها را در دامن خود ببند. bible_en_fa Son of man, I have made thee a watchman unto the house of Israel: therefore hear the word at my mouth, and give them warning from me. و باز قدری از آنها را بگیر و آنها را درمیان آتش انداخته، آنها را به آتش بسوزان وآتشی برای تمام خاندان اسرائیل از آن بیرون خواهد آمد.» bible_en_fa When I say unto the wicked, Thou shalt surely die; and thou givest him not warning, nor speakest to warn the wicked from his wicked way, to save his life; the same wicked man shall die in his iniquity; but his blood will I require at thine hand. خداوند یهوه چنین می‌گوید: «من این اورشلیم را در میان امت‌ها قرار دادم و کشورها رابهر طرف آن. bible_en_fa Yet if thou warn the wicked, and he turn not from his wickedness, nor from his wicked way, he shall die in his iniquity; but thou hast delivered thy soul. و او از احکام من بدتر از امت‌ها واز فرایض من بدتر از کشورهایی که گرداگرد اومی باشد، عصیان ورزیده است زیرا که اهل او احکام مرا ترک کرده، به فرایض من سلوک ننموده‌اند.» bible_en_fa Again, When a righteous man doth turn from his righteousness, and commit iniquity, and I lay a stumblingblock before him, he shall die: because thou hast not given him warning, he shall die in his sin, and his righteousness which he hath done shall not be remembered; but his blood will I require at thine hand. بنابراین خداوند یهوه چنین می‌گوید: «چونکه شما زیاده از امت هایی که گرداگرد شما می‌باشند غوغا نمودید و به فرایض من سلوک نکرده، احکام مرا بعمل نیاوردید، بلکه موافق احکام امت هایی که گرداگرد شما می‌باشندنیز عمل ننمودید، bible_en_fa Nevertheless if thou warn the righteous man, that the righteous sin not, and he doth not sin, he shall surely live, because he is warned; also thou hast delivered thy soul. لهذا خداوند یهوه چنین می‌گوید: من اینک من به ضد تو هستم و در میان تو به نظر امت‌ها داوریها خواهم نمود. bible_en_fa And the hand of the LORD was there upon me; and he said unto me, Arise, go forth into the plain, and I will there talk with thee. و با تو به‌سبب جمیع رجاساتت کارها خواهم کرد که قبل از این نکرده باشم و مثل آنها هم دیگر نخواهم کرد. bible_en_fa Then I arose, and went forth into the plain: and, behold, the glory of the LORD stood there, as the glory which I saw by the river of Chebar: and I fell on my face. بنابراین پدران در میان تو پسران راخواهند خورد و پسران پدران خویش را خواهندخورد و بر تو داوریها نموده، تمامی بقیت تو رابسوی هر باد پراکنده خواهم ساخت.» bible_en_fa Then the spirit entered into me, and set me upon my feet, and spake with me, and said unto me, Go, shut thyself within thine house. لهذاخداوند یهوه می‌گوید: «به حیات خودم قسم چونکه تو مقدس مرا بتمامی رجاسات و جمیع مکروهات خویش نجس ساختی، من نیز البته تورا منقطع خواهم ساخت و چشم من شفقت نخواهد نمود و من نیز رحمت نخواهم فرمود. bible_en_fa But thou, O son of man, behold, they shall put bands upon thee, and shall bind thee with them, and thou shalt not go out among them: یک ثلث تو در میانت از وبا خواهند مرد و ازگرسنگی تلف خواهند شد. و یک ثلث به اطرافت به شمشیر خواهند افتاد و ثلث دیگر را بسوی هرباد پراکنده ساخته، شمشیر را در عقب ایشان خواهم فرستاد. bible_en_fa And I will make thy tongue cleave to the roof of thy mouth, that thou shalt be dumb, and shalt not be to them a reprover: for they are a rebellious house. پس چون غضب من به اتمام رسیده باشد و حدت خشم خویش را بر ایشان ریخته باشم، آنگاه پشیمان خواهم شد. و چون حدت خشم خویش را بر ایشان به اتمام رسانده باشم، آنگاه خواهند دانست که من یهوه این را درغیرت خویش گفته‌ام. bible_en_fa But when I speak with thee, I will open thy mouth, and thou shalt say unto them, Thus saith the Lord GOD; He that heareth, let him hear; and he that forbeareth, let him forbear: for they are a rebellious house. و تو را در در نظر همه رهگذریان در میان امت هایی که به اطراف تومی باشند، به خرابی و رسوایی تسلیم خواهم نمود. bible_en_fa Thou also, son of man, take thee a tile, and lay it before thee, and pourtray upon it the city, even Jerusalem: و چون بر تو به خشم و غضب وسرزنشهای سخت داوری کرده باشم، آنگاه این موجد عار و مذمت و عبرت و دهشت برای امت هایی که به اطراف تو می‌باشند خواهد بود. من که یهوه هستم این را گفتم. bible_en_fa And lay siege against it, and build a fort against it, and cast a mount against it; set the camp also against it, and set battering rams against it round about. و چون تیرهای بد قحطی را که برای هلاکت می‌باشد و من آنها رابه جهت خرابی شما می‌فرستم در میان شماانداخته باشم، آنگاه قحط را بر شما سخت‌ترخواهم گردانید و عصای نان شما را خواهم شکست.و قحط و حیوانات درنده در میان توخواهم فرستاد تا تو را بی‌اولاد گردانند و وبا وخون از میان تو عبور خواهد کرد و شمشیری برتو وارد خواهم آورد. من که یهوه هستم این راگفتم.» bible_en_fa Moreover take thou unto thee an iron pan, and set it for a wall of iron between thee and the city: and set thy face against it, and it shall be besieged, and thou shalt lay siege against it. This shall be a sign to the house of Israel. و قحط و حیوانات درنده در میان توخواهم فرستاد تا تو را بی‌اولاد گردانند و وبا وخون از میان تو عبور خواهد کرد و شمشیری برتو وارد خواهم آورد. من که یهوه هستم این راگفتم.» bible_en_fa Lie thou also upon thy left side, and lay the iniquity of the house of Israel upon it: according to the number of the days that thou shalt lie upon it thou shalt bear their iniquity. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa For I have laid upon thee the years of their iniquity, according to the number of the days, three hundred and ninety days: so shalt thou bear the iniquity of the house of Israel. «ای پسر انسان نظر خود را بر کوههای اسرائیل بدوز و درباره آنها نبوت کن. bible_en_fa And when thou hast accomplished them, lie again on thy right side, and thou shalt bear the iniquity of the house of Judah forty days: I have appointed thee each day for a year. و بگو: ای کوههای اسرائیل کلام خداوند یهوه را بشنوید! خداوند یهوه به کوهها و تلها و وادیها و دره هاچنین می‌فرماید: اینک من شمشیری بر شمامی آورم و مکان های بلند شما را خراب خواهم کرد. bible_en_fa Therefore thou shalt set thy face toward the siege of Jerusalem, and thine arm shall be uncovered, and thou shalt prophesy against it. و مذبح های شما منهدم و تمثالهای شمسی شما شکسته خواهد شد و کشتگان شمارا پیش بتهای شما خواهم‌انداخت. و لاشهای بنی‌اسرائیل را پیش بتهای ایشان خواهم گذاشت و استخوانهای شما را گرداگرد مذبح های شما خواهم پاشید. bible_en_fa And, behold, I will lay bands upon thee, and thou shalt not turn thee from one side to another, till thou hast ended the days of thy siege. و در جمیع مساکن شما شهرهاخراب و مکان های بلند ویران خواهد شد تا آنکه مذبح های شما خراب و ویران شود و بتهای شماشکسته و نابود گردد و تمثالهای شمسی شمامنهدم و اعمال شمامحو شود. bible_en_fa Take thou also unto thee wheat, and barley, and beans, and lentiles, and millet, and fitches, and put them in one vessel, and make thee bread thereof, according to the number of the days that thou shalt lie upon thy side, three hundred and ninety days shalt thou eat thereof. و چون کشتگان شما در میان شما بیفتند، آنگاه خواهی دانست که من یهوه هستم. bible_en_fa And thy meat which thou shalt eat shall be by weight, twenty shekels a day: from time to time shalt thou eat it. اما بقیتی نگاه خواهم داشت. وچون در میان کشورها پراکنده شوید، بقیه السیف شما در میان امت‌ها ساکن خواهند شد. bible_en_fa Thou shalt drink also water by measure, the sixth part of an hin: from time to time shalt thou drink. ونجات‌یافتگان شما در میان امت‌ها در جایی که ایشان را به اسیری برده‌اند مرا یاد خواهند داشت. چونکه دل زناکار ایشان را که از من دور شده است خواهم شکست و چشمان ایشان را که در عقب بتهای ایشان زنا کرده است - پس خویشتن را به‌سبب اعمال زشتی که در همه رجاسات خودنموده‌اند مکروه خواهند داشت. bible_en_fa And thou shalt eat it as barley cakes, and thou shalt bake it with dung that cometh out of man, in their sight. و خواهنددانست که من یهوه هستم و عبث نگفتم که این بلارا بر ایشان وارد خواهم آورد.» bible_en_fa And the LORD said, Even thus shall the children of Israel eat their defiled bread among the Gentiles, whither I will drive them. خداوند یهوه چنین می‌گوید: «به‌دست خود بزن و پای خود را بر زمین بکوب و بگو: وای بر تمامی رجاسات و شریر خاندان اسرائیل زیراکه به شمشیر و قحط و وباخواهد افتاد. bible_en_fa Then said I, Ah Lord GOD! behold, my soul hath not been polluted: for from my youth up even till now have I not eaten of that which dieth of itself, or is torn in pieces; neither came there abominable flesh into my mouth. آنکه دور باشد به وبا خواهد مرد و آنکه نزدیک است به شمشیر خواهد افتادو آنکه باقی‌مانده و درمحاصره باشد از گرسنگی خواهد مرد و من حدت خشم خود را بر ایشان به اتمام خواهم رسانید. bible_en_fa Then he said unto me, Lo, I have given thee cow's dung for man's dung, and thou shalt prepare thy bread therewith. و خواهید دانست که من یهوه هستم، هنگامی که کشتگان ایشان در میان بتهای ایشان به اطراف مذبح های ایشان، بر هر تل بلند و برقله های تمام کوهها و زیر هر درخت سبز و زیر هر بلوط کشن، در جایی که هدایای خوشبو برای همه بتهای خود می‌گذرانیدند یافت خواهند شد.و دست خود را بر ایشان دراز کرده، زمین را درتمام مسکن های ایشان خرابتر و ویرانتر از بیابان دبله خواهم ساخت. پس خواهند دانست که من یهوه هستم.» bible_en_fa Moreover he said unto me, Son of man, behold, I will break the staff of bread in Jerusalem: and they shall eat bread by weight, and with care; and they shall drink water by measure, and with astonishment: و دست خود را بر ایشان دراز کرده، زمین را درتمام مسکن های ایشان خرابتر و ویرانتر از بیابان دبله خواهم ساخت. پس خواهند دانست که من یهوه هستم.» bible_en_fa That they may want bread and water, and be astonied one with another, and consume away for their iniquity. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa And thou, son of man, take thee a sharp knife, take thee a barber's rasor, and cause it to pass upon thine head and upon thy beard: then take thee balances to weight, and divide the hair. «وتو‌ای پسر انسان (بگو): خداوند یهوه به زمین اسرائیل چنین می‌گوید: انتهایی بر چهارگوشه زمین انتها رسیده است. bible_en_fa Thou shalt burn with fire a third part in the midst of the city, when the days of the siege are fulfilled: and thou shalt take a third part, and smite about it with a knife: and a third part thou shalt scatter in the wind; and I will draw out a sword after them. الان انتها بر تورسیده است و من خشم خود را بر تو واردآورده‌ام و بر وفق راههایت ترا داوری نموده، تمامی رجاساتت را بر تو خواهم نهاد. bible_en_fa Thou shalt also take thereof a few in number, and bind them in thy skirts. و چشم من برتو شفقت نخواهد کرد و رحمت نخواهم فرمود بلکه راههای تو را بر تو خواهم نهاد ورجاسات تو در میانت خواهد بود. پس خواهی دانست که من یهوه هستم.» bible_en_fa Then take of them again, and cast them into the midst of the fire, and burn them in the fire; for thereof shall a fire come forth into all the house of Israel. خداوند یهوه چنین می‌گوید: «بلا هان بلای واحد می‌آید! bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; This is Jerusalem: I have set it in the midst of the nations and countries that are round about her. انتهایی می‌آید، انتهایی می‌آید وبه ضد تو بیدار شده است. هان می‌آید. bible_en_fa And she hath changed my judgments into wickedness more than the nations, and my statutes more than the countries that are round about her: for they have refused my judgments and my statutes, they have not walked in them. ‌ای ساکن زمین اجل تو بر تو می‌آید. وقت معین می‌آید و آن روز نزدیک است. روز هنگامه خواهد شد و نه روز آواز شادمانی بر کوهها. bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD; Because ye multiplied more than the nations that are round about you, and have not walked in my statutes, neither have kept my judgments, neither have done according to the judgments of the nations that are round about you; الان عنقریب غضب خود را بر تو خواهم ریخت و خشم خویش را بر تو به اتمام رسانیده، تو را موافق راههایت داوری خواهم نمود و جمیع رجاساتت را بر تو خواهم نهاد. bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD; Behold, I, even I, am against thee, and will execute judgments in the midst of thee in the sight of the nations. و چشم من شفقت نخواهدکرد و رحمت نخواهم فرمود، بلکه مکافات راههایت را به تو خواهم رسانید و رجاسات تو درمیانت خواهد بود و خواهید دانست که زننده تو من یهوه هستم. bible_en_fa And I will do in thee that which I have not done, and whereunto I will not do any more the like, because of all thine abominations. اینک آنروز هان می‌آید! اجل تو بیرون آمده و عصا شکوفه آورده و تکبر، گل کرده است. bible_en_fa Therefore the fathers shall eat the sons in the midst of thee, and the sons shall eat their fathers; and I will execute judgments in thee, and the whole remnant of thee will I scatter into all the winds. ظلم عصای شرارت گشته است. ازایشان و از جمعیت ایشان و از ازدحام ایشان چیزی باقی نیست و در میان ایشان حشمتی نمانده است. bible_en_fa Wherefore, as I live, saith the Lord GOD; Surely, because thou hast defiled my sanctuary with all thy detestable things, and with all thine abominations, therefore will I also diminish thee; neither shall mine eye spare, neither will I have any pity. وقت می‌آید و آنروز نزدیک است. پس مشتری شادی نکند و فروشنده ماتم نگیرد، زیرا که خشم بر تمامی جمعیت ایشان قرار گرفته است. bible_en_fa A third part of thee shall die with the pestilence, and with famine shall they be consumed in the midst of thee: and a third part shall fall by the sword round about thee and I will scatter a third part into all the winds, and I will draw out a sword after them. زیرا که فروشندگان اگر‌چه در میان زندگان زنده مانند، به آنچه فروخته باشندنخواهند برگشت، چونکه غضب بر تمامی جمعیت ایشان قرار گرفته است. ایشان نخواهندبرگشت و هیچکس به گناه خویش زندگی خود راتقویت نخواهد داد. bible_en_fa Thus shall mine anger be accomplished, and I will cause my fury to rest upon them, and I will be comforted: and they shall know that I the LORD have spoken it in my zeal, when I have accomplished my fury in them. کرنا را نواخته و همه‌چیزرا مهیا ساخته‌اند، اما کسی به جنگ نمی رود. زیراکه غضب من بر تمامی جمعیت ایشان قرار گرفته است. bible_en_fa Moreover I will make thee waste, and a reproach among the nations that are round about thee, in the sight of all that pass by. شمشیر در بیرون است و وبا و قحط دراندرون. آنکه در صحرا است به شمشیر می‌میرد وآنکه در شهر است قحط و وبا او را هلاک می‌سازد. bible_en_fa So it shall be a reproach and a taunt, an instruction and an astonishment unto the nations that are round about thee, when I shall execute judgments in thee in anger and in fury and in furious rebukes. I the LORD have spoken it. و رستگاران ایشان فرار می‌کنند ومثل فاخته های دره‌ها بر کوهها می‌باشند. و هرکدام از ایشان به‌سبب گناه خود ناله می‌کنند. bible_en_fa When I shall send upon them the evil arrows of famine, which shall be for their destruction, and which I will send to destroy you: and I will increase the famine upon you, and will break your staff of bread: همه دستها سست شده و جمیع زانوها مثل آب بیتاب گردیده است. bible_en_fa So will I send upon you famine and evil beasts, and they shall bereave thee; and pestilence and blood shall pass through thee; and I will bring the sword upon thee. I the LORD have spoken it. و پلاس در برمی کنند و وحشت ایشان را می‌پوشاند و بر همه چهره‌ها خجلت و بر جمیع سرها گری می‌باشد. bible_en_fa And the word of the LORD came unto me, saying, نقره خود را در کوچه‌ها می‌ریزند و طلای ایشان مثل چیز نجس می‌باشد. نقره و طلای ایشان در روز غضب خداوند ایشان را نتواندرهانید. جانهای خود را سیر نمی کنند و بطنهای خویش را پر نمی سازند زیرا گناه ایشان سنگ مصادم آنها شده است. bible_en_fa Son of man, set thy face toward the mountains of Israel, and prophesy against them, «و او زیبایی زینت خود را در کبریایی قرارداده بود، اما ایشان بتهای مکروهات و رجاسات خویش را در آن ساختند. بنابراین آن را برای ایشان مثل چیز نجس خواهم گردانید. bible_en_fa And say, Ye mountains of Israel, hear the word of the Lord GOD; Thus saith the Lord GOD to the mountains, and to the hills, to the rivers, and to the valleys; Behold, I, even I, will bring a sword upon you, and I will destroy your high places. و آن رابه‌دست غریبان به تاراج و به شریران جهان به غارت خواهم داد و آن را بی‌عصمت خواهندساخت. bible_en_fa And your altars shall be desolate, and your images shall be broken: and I will cast down your slain men before your idols. و روی خود را از ایشان خواهم برگردانید و مکان مستور مرا بی‌عصمت خواهندنمود و ظالمان داخل آن شده، آن را بی‌عصمت خواهند ساخت. bible_en_fa And I will lay the dead carcases of the children of Israel before their idols; and I will scatter your bones round about your altars. زنجیر را بساز، زیرا که زمین از جرمهای خونریزی پر است و شهر از ظلم مملو. bible_en_fa In all your dwellingplaces the cities shall be laid waste, and the high places shall be desolate; that your altars may be laid waste and made desolate, and your idols may be broken and cease, and your images may be cut down, and your works may be abolished. و اشرار امت‌ها را خواهم آورد و درخانه های ایشان تصرف خواهند نمود و تکبرزورآوران را زایل خواهم ساخت و آنهامکان های مقدس ایشان را بی‌عصمت خواهندنمود. bible_en_fa And the slain shall fall in the midst of you, and ye shall know that I am the LORD. هلاکت می‌آید و سلامتی را خواهندطلبید، اما یافت نخواهد شد. bible_en_fa Yet will I leave a remnant, that ye may have some that shall escape the sword among the nations, when ye shall be scattered through the countries. مصیبت برمصیبت می‌آید و آوازه بر آوازه مسموع می‌شود. رویا از نبی می‌طلبند، اما شریعت از کاهنان ومشورت از مشایخ نابود شده است.پادشاه ماتم می‌گیرد و رئیس به حیرت ملبس می‌شود ودستهای اهل زمین می‌لرزد. و موافق راههای ایشان با ایشان عمل خواهم نمود و بر وفق استحقاق ایشان ایشان را داوری خواهم نمود. پس خواهند دانست که من یهوه هستم؟ bible_en_fa And they that escape of you shall remember me among the nations whither they shall be carried captives, because I am broken with their whorish heart, which hath departed from me, and with their eyes, which go a whoring after their idols: and they shall lothe themselves for the evils which they have committed in all their abominations. پادشاه ماتم می‌گیرد و رئیس به حیرت ملبس می‌شود ودستهای اهل زمین می‌لرزد. و موافق راههای ایشان با ایشان عمل خواهم نمود و بر وفق استحقاق ایشان ایشان را داوری خواهم نمود. پس خواهند دانست که من یهوه هستم؟ bible_en_fa And they shall know that I am the LORD, and that I have not said in vain that I would do this evil unto them. و در سال ششم در روز پنجم از ماه ششم، چون من در خانه خود نشسته بودم ومشایخ یهودا پیش من نشسته بودند، آنگاه دست خداوند یهوه در آنجا بر من فرود آمد. bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; Smite with thine hand, and stamp with thy foot, and say, Alas for all the evil abominations of the house of Israel! for they shall fall by the sword, by the famine, and by the pestilence. و دیدم که اینک شبیهی مثل صورت آتش بود یعنی ازنمایش کمر او تا پایین آتش و از کمر او تا بالا مثل منظر درخشندگی مانند صورت برنج لامع ظاهرشد. bible_en_fa He that is far off shall die of the pestilence; and he that is near shall fall by the sword; and he that remaineth and is besieged shall die by the famine: thus will I accomplish my fury upon them. و شبیه دستی دراز کرده، موی پیشانی مرابگرفت و روح، مرا در میان زمین و آسمان برداشت و مرا در رویاهای خدا به اورشلیم نزددهنه دروازه صحن اندرونی که بطرف شمال متوجه است برد که در آنجا نشیمن تمثال غیرت غیرت انگیز می‌باشد. bible_en_fa Then shall ye know that I am the LORD, when their slain men shall be among their idols round about their altars, upon every high hill, in all the tops of the mountains, and under every green tree, and under every thick oak, the place where they did offer sweet savour to all their idols. و اینک جلال خدای اسرائیل مانند آن رویایی که در هامون دیده بودم ظاهر شد. bible_en_fa So will I stretch out my hand upon them, and make the land desolate, yea, more desolate than the wilderness toward Diblath, in all their habitations: and they shall know that I am the LORD. و اومرا گفت: «ای پسر انسان چشمان خود را بسوی راه شمال برافراز!» و چون چشمان خود را بسوی راه شمال برافراشتم، اینک بطرف شمالی دروازه مذبح این تمثال غیرت در مدخل ظاهر شد. bible_en_fa Moreover the word of the LORD came unto me, saying, و اومرا گفت: «ای پسر انسان آیا تو آنچه را که ایشان می‌کنند می‌بینی؟ یعنی رجاسات عظیمی که خاندان اسرائیل در اینجا می‌کنند تا از مقدس خود دور بشوم؟ اما باز رجاسات عظیم تر خواهی دید.» bible_en_fa Also, thou son of man, thus saith the Lord GOD unto the land of Israel; An end, the end is come upon the four corners of the land. پس مرا به دروازه صحن آورد و دیدم که اینک سوراخی در دیوار است. bible_en_fa Now is the end come upon thee, and I will send mine anger upon thee, and will judge thee according to thy ways, and will recompense upon thee all thine abominations. و او مرا گفت: «ای پسر انسان دیوار را بکن.» و چون دیوار راکندم، اینک دروازه‌ای پدید آمد. bible_en_fa And mine eye shall not spare thee, neither will I have pity: but I will recompense thy ways upon thee, and thine abominations shall be in the midst of thee: and ye shall know that I am the LORD. و او مرا گفت: «داخل شو و رجاسات شنیعی را که ایشان دراینجا می‌کنند ملاحظه نما.» bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; An evil, an only evil, behold, is come. پس چون داخل شدم، دیدم که هرگونه حشرات و حیوانات نجس و جمیع بتهای خاندان اسرائیل بر دیوار از هر طرف نقش شده بود. bible_en_fa An end is come, the end is come: it watcheth for thee; behold, it is come. و هفتاد نفر از مشایخ خاندان اسرائیل پیش آنهاایستاده بودند و یازنیا ابن شافان در میان ایشان ایستاده بود و هرکس مجمره‌ای در دست خودداشت و بوی ابر بخور بالا می‌رفت. bible_en_fa The morning is come unto thee, O thou that dwellest in the land: the time is come, the day of trouble is near, and not the sounding again of the mountains. و او مراگفت: «ای پسر انسان آیا آنچه را که مشایخ خاندان اسرائیل در تاریکی و هرکس درحجره های بتهای خویش می‌کنند دیدی؟ زیرامی گویند که خداوند ما را نمی بیند و خداوند این زمین را ترک کرده است. bible_en_fa Now will I shortly pour out my fury upon thee, and accomplish mine anger upon thee: and I will judge thee according to thy ways, and will recompense thee for all thine abominations. و به من گفت که بازرجاسات عظیم تر از اینهایی که اینان می‌کنندخواهی دید.» bible_en_fa And mine eye shall not spare, neither will I have pity: I will recompense thee according to thy ways and thine abominations that are in the midst of thee; and ye shall know that I am the LORD that smiteth. پس مرا به دهنه دروازه خانه خداوند که بطرف شمال بود آورد. و اینک در آنجا بعضی زنان نشسته، برای تموز می‌گریستند. bible_en_fa Behold the day, behold, it is come: the morning is gone forth; the rod hath blossomed, pride hath budded. و او مراگفت: «ای پسر انسان آیا این را دیدی؟ بازرجاسات عظیم تر از اینها را خواهی دید.» bible_en_fa Violence is risen up into a rod of wickedness: none of them shall remain, nor of their multitude, nor of any of theirs: neither shall there be wailing for them. پس مرا به صحن اندرونی خانه خداوندآورد. و اینک نزد دروازه هیکل خداوند در میان رواق و مذبح به قدر بیست و پنج مرد بودند که پشتهای خود را بسوی هیکل خداوند و رویهای خویش را بسوی مشرق داشتند و آفتاب را بطرف مشرق سجده می‌نمودند. bible_en_fa The time is come, the day draweth near: let not the buyer rejoice, nor the seller mourn: for wrath is upon all the multitude thereof. و به من گفت: «ای پسر انسان این را دیدی؟ آیا برای خاندان یهودابجا آوردن این رجاسات که در اینجا بجامی آورند سهل است؟ زیرا که زمین را از ظلم مملو ساخته‌اند و برای هیجان خشم من برمی گردند و هان شاخه را به بینی خودمی گذارند.بنابراین من نیز در غضب، عمل خواهم نمود و چشم من شفقت نخواهد کرد ورحمت نخواهم فرمود و اگرچه به آواز بلند به گوش من بخوانند، ایشان را اجابت نخواهم نمود.» bible_en_fa For the seller shall not return to that which is sold, although they were yet alive: for the vision is touching the whole multitude thereof, which shall not return; neither shall any strengthen himself in the iniquity of his life. بنابراین من نیز در غضب، عمل خواهم نمود و چشم من شفقت نخواهد کرد ورحمت نخواهم فرمود و اگرچه به آواز بلند به گوش من بخوانند، ایشان را اجابت نخواهم نمود.» bible_en_fa They have blown the trumpet, even to make all ready; but none goeth to the battle: for my wrath is upon all the multitude thereof. و او به آواز بلند به گوش من ندا کرده، گفت: «وکلای شهر را نزدیک بیاور و هرکس آلت خراب کننده خود را در دست خود بدارد.» bible_en_fa The sword is without, and the pestilence and the famine within: he that is in the field shall die with the sword; and he that is in the city, famine and pestilence shall devour him. و اینک شش مرد از راه دروازه بالایی که بطرف شمال متوجه است آمدند و هرکس تبرخود را در دستش داشت. و در میان ایشان یک مرد ملبس شده به کتان بود و دوات کاتب درکمرش. و ایشان داخل شده، نزد مذبح برنجین ایستادند. bible_en_fa But they that escape of them shall escape, and shall be on the mountains like doves of the valleys, all of them mourning, every one for his iniquity. و جلال خدای اسرائیل از روی آن کروبی که بالای آن بود به آستانه خانه برآمد و به آن مردی که به کتان ملبس بود و دوات کاتب را درکمر داشت خطاب کرد. bible_en_fa All hands shall be feeble, and all knees shall be weak as water. و خداوند به او گفت: «از میان شهر یعنی از میان اورشلیم بگذر و برپیشانی کسانی که به‌سبب همه رجاساتی که در آن کرده می‌شود آه و ناله می‌کنند نشانی بگذار. bible_en_fa They shall also gird themselves with sackcloth, and horror shall cover them; and shame shall be upon all faces, and baldness upon all their heads. و به آنان به سمع من گفت که در عقب او از شهربگذرید و هلاک سازید و چشمان شما شفقت نکند و ترحم منمایید. bible_en_fa They shall cast their silver in the streets, and their gold shall be removed: their silver and their gold shall not be able to deliver them in the day of the wrath of the LORD: they shall not satisfy their souls, neither fill their bowels: because it is the stumblingblock of their iniquity. پیران و جوانان و دختران و اطفال و زنان را تمام به قتل رسانید، اما به هرکسی‌که این نشان را دارد نزدیک مشوید و ازقدس من شروع کنید.» پس از مردان پیری که پیش خانه بودند شروع کردند. bible_en_fa As for the beauty of his ornament, he set it in majesty: but they made the images of their abominations and of their detestable things therein: therefore have I set it far from them. و به ایشان فرمود: «خانه را نجس سازید وصحنها را از کشتگان پر ساخته، بیرون آیید.» پس بیرون آمدند و در شهر به کشتن شروع کردند. bible_en_fa And I will give it into the hands of the strangers for a prey, and to the wicked of the earth for a spoil; and they shall pollute it. وچون ایشان می‌کشتند و من باقی‌مانده بودم به روی خود در‌افتاده، استغاثه نمودم و گفتم: «آه‌ای خداوند یهوه آیا چون غضب خود را براورشلیم می‌ریزی تمامی بقیه اسرائیل را هلاک خواهی ساخت؟» bible_en_fa My face will I turn also from them, and they shall pollute my secret place: for the robbers shall enter into it, and defile it. او مرا جواب داد: «گناه خاندان اسرائیل و یهودا بی‌نهایت عظیم است وزمین از خون مملو و شهر از ستم پر است. زیرامی گویند: خداوند زمین را ترک کرده است وخداوند نمی بیند. bible_en_fa Make a chain: for the land is full of bloody crimes, and the city is full of violence. پس چشم من نیز شفقت نخواهد کرد و من رحمت نخواهم فرمود، بلکه رفتار ایشان را بر سر ایشان خواهم آورد.»واینک آن مردی که به کتان ملبس بود و دوات را درکمر داشت، جواب داد و گفت: «به نهجی که مراامر فرمودی عمل نمودم.» bible_en_fa Wherefore I will bring the worst of the heathen, and they shall possess their houses: I will also make the pomp of the strong to cease; and their holy places shall be defiled. واینک آن مردی که به کتان ملبس بود و دوات را درکمر داشت، جواب داد و گفت: «به نهجی که مراامر فرمودی عمل نمودم.» bible_en_fa Destruction cometh; and they shall seek peace, and there shall be none. پس نگریستم و اینک بر فلکی که بالای سر کروبیان بود چیزی مثل سنگ یاقوت کبود و مثل نمایش شبیه تخت بر زبر آنهاظاهر شد. bible_en_fa Mischief shall come upon mischief, and rumour shall be upon rumour; then shall they seek a vision of the prophet; but the law shall perish from the priest, and counsel from the ancients. و آن مرد را که به کتان ملبس بودخطاب کرده گفت: «در میان چرخها در زیرکروبیان برو و دستهای خود را از اخگرهای آتشی که در میان کروبیان است پر کن و بر شهربپاش.» و او در نظر من داخل شد. bible_en_fa The king shall mourn, and the prince shall be clothed with desolation, and the hands of the people of the land shall be troubled: I will do unto them after their way, and according to their deserts will I judge them; and they shall know that I am the LORD. و چون آن مردداخل شد، کروبیان بطرف راست خانه ایستاده بودند و ابر، صحن اندرونی را پر کرد. bible_en_fa And it came to pass in the sixth year, in the sixth month, in the fifth day of the month, as I sat in mine house, and the elders of Judah sat before me, that the hand of the Lord GOD fell there upon me. و جلال خداوند از روی کروبیان به آستانه خانه برآمد وخانه از ابر پر شد و صحن از فروغ جلال خداوندمملو گشت. bible_en_fa Then I beheld, and lo a likeness as the appearance of fire: from the appearance of his loins even downward, fire; and from his loins even upward, as the appearance of brightness, as the colour of amber. و صدای بالهای کروبیان تا به صحن بیرونی مثل آواز خدای قادر مطلق حینی که تکلم می کند، مسموع شد. bible_en_fa And he put forth the form of an hand, and took me by a lock of mine head; and the spirit lifted me up between the earth and the heaven, and brought me in the visions of God to Jerusalem, to the door of the inner gate that looketh toward the north; where was the seat of the image of jealousy, which provoketh to jealousy. و چون آن مرد را که ملبس به کتان بود امرفرموده، گفت که «آتش را از میان چرخها از میان کروبیان بردار.» آنگاه داخل شده، نزد چرخهاایستاد. bible_en_fa And, behold, the glory of the God of Israel was there, according to the vision that I saw in the plain. و یکی از کروبیان دست خود را از میان کروبیان به آتشی که در میان کروبیان بود درازکرده، آن را برداشت و به‌دست آن مردی که به کتان، ملبس بود نهاد و او آن را گرفته، بیرون رفت. bible_en_fa Then said he unto me, Son of man, lift up thine eyes now the way toward the north. So I lifted up mine eyes the way toward the north, and behold northward at the gate of the altar this image of jealousy in the entry. و در کروبیان شبیه صورت دست انسان زیربالهای ایشان ظاهر شد. bible_en_fa He said furthermore unto me, Son of man, seest thou what they do? even the great abominations that the house of Israel committeth here, that I should go far off from my sanctuary? but turn thee yet again, and thou shalt see greater abominations. و نگریستم و اینک چهار چرخ به پهلوی کروبیان یعنی یک چرخ به پهلوی یک کروبی وچرخ دیگر به پهلوی کروبی دیگر ظاهر شد. ونمایش چرخها مثل صورت سنگ زبرجد بود. bible_en_fa And he brought me to the door of the court; and when I looked, behold a hole in the wall. و اما نمایش ایشان چنین بود. آن چهار را یک شباهت بود که گویا چرخ در میان چرخ باشد. bible_en_fa Then said he unto me, Son of man, dig now in the wall: and when I had digged in the wall, behold a door. وچون آنها می‌رفت بر چهار جانب خود می‌رفت وحینی که می‌رفت به هیچ سو میل نمی کرد، بلکه به‌جایی که سر به آن متوجه می‌شد از عقب آن می‌رفت. و چون می‌رفت به هیچ سو میل نمی کرد. bible_en_fa And he said unto me, Go in, and behold the wicked abominations that they do here. و تمامی بدن و پشتها و دستها وبالهای ایشان و چرخها یعنی چرخهایی که آن چهار داشتند از هر طرف پر از چشمها بود. bible_en_fa So I went in and saw; and behold every form of creeping things, and abominable beasts, and all the idols of the house of Israel, pourtrayed upon the wall round about. وبه سمع من به آن چرخها ندا در‌دادند که «ای چرخها!» bible_en_fa And there stood before them seventy men of the ancients of the house of Israel, and in the midst of them stood Jaazaniah the son of Shaphan, with every man his censer in his hand; and a thick cloud of incense went up. و هر یک را چهار رو بود. روی اول روی کروبی بود و روی دوم روی انسان و سوم روی شیر و چهارم روی عقاب. bible_en_fa Then said he unto me, Son of man, hast thou seen what the ancients of the house of Israel do in the dark, every man in the chambers of his imagery? for they say, The LORD seeth us not; the LORD hath forsaken the earth. پس کروبیان صعود کردند. این همان حیوان است که نزد نهر خابور دیده بودم. bible_en_fa He said also unto me, Turn thee yet again, and thou shalt see greater abominations that they do. و چون کروبیان می‌رفتند، چرخها به پهلوی ایشان می‌رفت و چون کروبیان بالهای خود را برافراشته، از زمین صعود می‌کردند، چرخها نیز از پهلوی ایشان برنمی گشت. bible_en_fa Then he brought me to the door of the gate of the LORD's house which was toward the north; and, behold, there sat women weeping for Tammuz. چون ایشان می‌ایستادندآنها می‌ایستاد و چون ایشان صعود می‌نمودند، آنها با ایشان صعود می‌نمود، زیرا که روح حیوان در آنها بود. bible_en_fa Then said he unto me, Hast thou seen this, O son of man? turn thee yet again, and thou shalt see greater abominations than these. و جلال خداوند از بالای آستانه خانه بیرون آمد و بر زبر کروبیان قرار گرفت. bible_en_fa And he brought me into the inner court of the LORD's house, and, behold, at the door of the temple of the LORD, between the porch and the altar, were about five and twenty men, with their backs toward the temple of the LORD, and their faces toward the east; and they worshipped the sun toward the east. وچون کروبیان بیرون رفتند بالهای خود رابرافراشته، به نظر من از زمین صعود نمودند. وچرخها پیش روی ایشان بود و نزد دهنه دروازه شرقی خانه خداوند ایستادند. و جلال خدای اسرائیل از طرف بالا بر ایشان قرار گرفت. bible_en_fa Then he said unto me, Hast thou seen this, O son of man? Is it a light thing to the house of Judah that they commit the abominations which they commit here? for they have filled the land with violence, and have returned to provoke me to anger: and, lo, they put the branch to their nose. این همان حیوان است که زیر خدای اسرائیل نزد نهرخابور دیده بودم، پس فهمیدم که اینان کروبیانند. bible_en_fa Therefore will I also deal in fury: mine eye shall not spare, neither will I have pity: and though they cry in mine ears with a loud voice, yet will I not hear them. هر یک را چهار روی و هر یک را چهار بال بودو زیر بالهای ایشان شبیه دستهای انسان بود.واما شبیه رویهای ایشان چنین بود. همان رویها بودکه نزد نهر خابور دیده بودم. هم نمایش ایشان وهم خود ایشان (چنان بودند) و هر یک به راه مستقیم می‌رفت. bible_en_fa He cried also in mine ears with a loud voice, saying, Cause them that have charge over the city to draw near, even every man with his destroying weapon in his hand. واما شبیه رویهای ایشان چنین بود. همان رویها بودکه نزد نهر خابور دیده بودم. هم نمایش ایشان وهم خود ایشان (چنان بودند) و هر یک به راه مستقیم می‌رفت. bible_en_fa And, behold, six men came from the way of the higher gate, which lieth toward the north, and every man a slaughter weapon in his hand; and one man among them was clothed with linen, with a writer's inkhorn by his side: and they went in, and stood beside the brasen altar. و روح مرا برداشته، به دروازه شرقی خانه خداوند که بسوی مشرق متوجه است آورد. و اینک نزد دهنه دروازه بیست و پنج مرد بودند و در میان ایشان یازنیا ابن عزور و فلطیاابن بنایا روسای قوم را دیدم. bible_en_fa And the glory of the God of Israel was gone up from the cherub, whereupon he was, to the threshold of the house. And he called to the man clothed with linen, which had the writer's inkhorn by his side; و او مرا گفت: «ای پسر انسان اینها آن کسانی می‌باشند که تدابیرفاسد می‌کنند و در این شهر مشورتهای قبیح می‌دهند. bible_en_fa And the LORD said unto him, Go through the midst of the city, through the midst of Jerusalem, and set a mark upon the foreheads of the men that sigh and that cry for all the abominations that be done in the midst thereof. و می‌گویند وقت نزدیک نیست که خانه‌ها را بنا نماییم، بلکه این شهر دیگ است و ما گوشت می‌باشیم. bible_en_fa And to the others he said in mine hearing, Go ye after him through the city, and smite: let not your eye spare, neither have ye pity: بنابراین برای ایشان نبوت کن. ای پسر انسان نبوت کن.» bible_en_fa Slay utterly old and young, both maids, and little children, and women: but come not near any man upon whom is the mark; and begin at my sanctuary. Then they began at the ancient men which were before the house. آنگاه روح خداوند بر من نازل شده، مرافرمود: «بگو که خداوند چنین می‌فرماید: ای خاندان اسرائیل شما به اینطور سخن می‌گویید واما من خیالات دل شما را می‌دانم. bible_en_fa And he said unto them, Defile the house, and fill the courts with the slain: go ye forth. And they went forth, and slew in the city. بسیاری را دراین شهر کشته‌اید و کوچه هایش را از کشتگان پرکرده‌اید. bible_en_fa And it came to pass, while they were slaying them, and I was left, that I fell upon my face, and cried, and said, Ah Lord GOD! wilt thou destroy all the residue of Israel in thy pouring out of thy fury upon Jerusalem? لهذا خداوند یهوه چنین می‌گوید: کشتگان شما که در میانش گذاشته‌اید، گوشت می‌باشند و شهر دیگ است. لیکن شما را ازمیانش بیرون خواهم برد. bible_en_fa Then said he unto me, The iniquity of the house of Israel and Judah is exceeding great, and the land is full of blood, and the city full of perverseness: for they say, The LORD hath forsaken the earth, and the LORD seeth not. شما از شمشیرمی ترسید، اما خداوند یهوه می‌گوید شمشیر را برشما خواهم آورد. bible_en_fa And as for me also, mine eye shall not spare, neither will I have pity, but I will recompense their way upon their head. و شما را از میان شهر بیرون برده، شما را به‌دست غریبان تسلیم خواهم نمودو بر شما داوری خواهم کرد. bible_en_fa And, behold, the man clothed with linen, which had the inkhorn by his side, reported the matter, saying, I have done as thou hast commanded me. به شمشیرخواهید افتاد و در حدود اسرائیل بر شما داوری خواهم نمود و خواهید دانست که من یهوه هستم. bible_en_fa Then I looked, and, behold, in the firmament that was above the head of the cherubims there appeared over them as it were a sapphire stone, as the appearance of the likeness of a throne. این شهر برای شما دیگ نخواهد بود و شما درآن گوشت نخواهید بود، بلکه در حدود اسرائیل بر شما داوری خواهم نمود. bible_en_fa And he spake unto the man clothed with linen, and said, Go in between the wheels, even under the cherub, and fill thine hand with coals of fire from between the cherubims, and scatter them over the city. And he went in in my sight. و خواهید دانست که من آن یهوه هستم که در فرایض من سلوک ننمودید و احکام مرا بجا نیاوردید، بلکه برحسب احکام امت هایی که به اطراف شمامی باشند عمل نمودید.» bible_en_fa Now the cherubims stood on the right side of the house, when the man went in; and the cloud filled the inner court. و واقع شد که چون نبوت کردم، فلطیا ابن بنایا مرد. پس به روی خوددر‌افتاده، به آواز بلند فریاد نمودم و گفتم: «آه‌ای خداوند یهوه آیا تو بقیه اسرائیل را تمام هلاک خواهی ساخت؟» bible_en_fa Then the glory of the LORD went up from the cherub, and stood over the threshold of the house; and the house was filled with the cloud, and the court was full of the brightness of the LORD's glory. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa And the sound of the cherubims' wings was heard even to the outer court, as the voice of the Almighty God when he speaketh. «ای پسر انسان برادران تو یعنی برادرانت که از اهل خاندان تو می‌باشند و تمامی خاندان اسرائیل جمیع کسانی می‌باشند که سکنه اورشلیم به ایشان می‌گویند: شما از خداوند دورشوید و این زمین به ما به ملکیت داده شده است. bible_en_fa And it came to pass, that when he had commanded the man clothed with linen, saying, Take fire from between the wheels, from between the cherubims; then he went in, and stood beside the wheels. بنابراین بگو: خداوند یهوه چنین می‌گوید: اگرچه ایشان را در میان امت‌ها دور کنم و ایشان را درمیان کشورها پراکنده سازم، اما من برای ایشان درآن کشورهایی که به آنها رفته باشند اندک زمانی مقدس خواهم بود. bible_en_fa And one cherub stretched forth his hand from between the cherubims unto the fire that was between the cherubims, and took thereof, and put it into the hands of him that was clothed with linen: who took it, and went out. پس بگو خداوند یهوه چنین می‌فرماید: شما را از میان امت‌ها جمع خواهم کرد و شما را از کشورهایی که در آنهاپراکنده شده‌اید فراهم خواهم آورد و زمین اسرائیل را به شما خواهم داد. bible_en_fa And there appeared in the cherubims the form of a man's hand under their wings. و به آنجا داخل شده، تمامی مکروهات و جمیع رجاسات آن رااز میانش دور خواهند کرد. bible_en_fa And when I looked, behold the four wheels by the cherubims, one wheel by one cherub, and another wheel by another cherub: and the appearance of the wheels was as the colour of a beryl stone. و ایشان را یکدل خواهم داد و در اندرون ایشان روح تازه خواهم نهاد و دل سنگی را از جسد ایشان دور کرده، دل گوشتی به ایشان خواهم بخشید. bible_en_fa And as for their appearances, they four had one likeness, as if a wheel had been in the midst of a wheel. تا در فرایض من سلوک نمایند و احکام مرا نگاه داشته، آنها رابجا آورند. و ایشان قوم من خواهند بود و من خدای ایشان خواهم بود. bible_en_fa When they went, they went upon their four sides; they turned not as they went, but to the place whither the head looked they followed it; they turned not as they went. اما آنانی که دل ایشان از عقب مکروهات و رجاسات ایشان می‌رود، پس خداوند یهوه می‌گوید: من رفتارایشان را بر سر ایشان وارد خواهم آورد.» bible_en_fa And their whole body, and their backs, and their hands, and their wings, and the wheels, were full of eyes round about, even the wheels that they four had. آنگاه کروبیان بالهای خود را برافراشتند وچرخها به پهلوی ایشان بود و جلال خدای اسرائیل از طرف بالا بر ایشان قرار گرفت. bible_en_fa As for the wheels, it was cried unto them in my hearing, O wheel. وجلال خداوند از بالای میان شهر صعود نموده، برکوهی که بطرف شرقی شهر است قرار گرفت. bible_en_fa And every one had four faces: the first face was the face of a cherub, and the second face was the face of a man, and the third the face of a lion, and the fourth the face of an eagle. و روح مرا برداشت و در عالم رویا مرا به روح خدا به زمین کلدانیان نزد اسیران برد و آن رویایی که دیده بودم از نظر من مرتفع شد.و تمامی کلام خداوند را که به من نشان داده بود، برای اسیران بیان کردم. bible_en_fa And the cherubims were lifted up. This is the living creature that I saw by the river of Chebar. و تمامی کلام خداوند را که به من نشان داده بود، برای اسیران بیان کردم. bible_en_fa And when the cherubims went, the wheels went by them: and when the cherubims lifted up their wings to mount up from the earth, the same wheels also turned not from beside them. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa When they stood, these stood; and when they were lifted up, these lifted up themselves also: for the spirit of the living creature was in them. «ای پسر انسان تو در میان خاندان فتنه انگیز ساکن می‌باشی که ایشان را چشمها به جهت دیدن هست اما نمی بینند و ایشان را گوشهابه جهت شنیدن هست اما نمی شنوند، چونکه خاندان فتنه انگیز می‌باشند. bible_en_fa Then the glory of the LORD departed from off the threshold of the house, and stood over the cherubims. اما تو‌ای پسر انسان اسباب جلای وطن را برای خود مهیا ساز. و درنظر ایشان در وقت روز کوچ کن و از مکان خود به مکان دیگر به حضور ایشان نقل کن، شایدبفهمند. اگرچه خاندان فتنه انگیز می‌باشند. bible_en_fa And the cherubims lifted up their wings, and mounted up from the earth in my sight: when they went out, the wheels also were beside them, and every one stood at the door of the east gate of the LORD's house; and the glory of the God of Israel was over them above. واسباب خود را مثل اسباب جلای وطن در وقت روز به نظر ایشان بیرون آور. و شامگاهان مثل کسانی که برای جلای وطن بیرون می‌روند بیرون شو. bible_en_fa This is the living creature that I saw under the God of Israel by the river of Chebar; and I knew that they were the cherubims. و شکافی برای خود در دیوار به حضورایشان کرده، از آن بیرون ببر. bible_en_fa Every one had four faces apiece, and every one four wings; and the likeness of the hands of a man was under their wings. و در حضور ایشان آن را بر دوش خود بگذار و در تاریکی بیرون ببر وروی خود را بپوشان تا زمین را نبینی. زیرا که تو راعلامتی برای خاندان اسرائیل قرار داده‌ام.» bible_en_fa And the likeness of their faces was the same faces which I saw by the river of Chebar, their appearances and themselves: they went every one straight forward. پس به نهجی که مامور شدم، عمل نمودم واسباب خود را مثل اسباب جلای وطن در وقت روز بیرون آوردم. و شبانگاه شکافی برای خود به‌دست خویش در دیوار کردم و آن را در تاریکی بیرون برده، به حضور ایشان بر دوش برداشتم. bible_en_fa Moreover the spirit lifted me up, and brought me unto the east gate of the LORD's house, which looketh eastward: and behold at the door of the gate five and twenty men; among whom I saw Jaazaniah the son of Azur, and Pelatiah the son of Benaiah, the princes of the people. وبامدادان کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa Then said he unto me, Son of man, these are the men that devise mischief, and give wicked counsel in this city: «ای پسر انسان، آیا خاندان اسرائیل یعنی‌این خاندان فتنه انگیز به تو نگفتند: این چه‌کار است که می‌کنی؟ bible_en_fa Which say, It is not near; let us build houses: this city is the caldron, and we be the flesh. پس به ایشان بگو خداوند یهوه چنین می‌گوید: این وحی اشاره به رئیسی است که دراورشلیم می‌باشد و به تمامی خاندان اسرائیل که ایشان در میان آنها می‌باشند bible_en_fa Therefore prophesy against them, prophesy, O son of man. بگو: من علامت برای شما هستم. به نهجی که من عمل نمودم، همچنان به ایشان کرده خواهد شد و جلای وطن شده، به اسیری خواهند رفت. bible_en_fa And the Spirit of the LORD fell upon me, and said unto me, Speak; Thus saith the LORD; Thus have ye said, O house of Israel: for I know the things that come into your mind, every one of them. و رئیسی که درمیان ایشان است (اسباب خود را) در تاریکی بردوش نهاده، بیرون خواهد رفت. و شکافی دردیوار خواهند کرد تا از آن بیرون ببرند. و او روی خود را خواهد پوشانید تا زمین را به چشمان خودنبیند. bible_en_fa Ye have multiplied your slain in this city, and ye have filled the streets thereof with the slain. و من دام خود را بر او خواهم گسترانید ودر کمند من گرفتار خواهد شد. و او را به بابل به زمین کلدانیان خواهم برد و اگرچه در آنجاخواهد مرد، ولی آن را نخواهد دید. bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD; Your slain whom ye have laid in the midst of it, they are the flesh, and this city is the caldron: but I will bring you forth out of the midst of it. و جمیع مجاوران و معاونانش و تمامی لشکر او را بسوی هر باد پراکنده ساخته، شمشیری در عقب ایشان برهنه خواهم ساخت. bible_en_fa Ye have feared the sword; and I will bring a sword upon you, saith the Lord GOD. و چون ایشان را در میان امت‌ها پراکنده ساخته و ایشان را در میان کشورهامتفرق نموده باشم، آنگاه خواهند دانست که من یهوه هستم. bible_en_fa And I will bring you out of the midst thereof, and deliver you into the hands of strangers, and will execute judgments among you. لیکن عدد قلیلی از میان ایشان ازشمشیر و قحط و وبا باقی خواهم گذاشت تا همه رجاسات خود را در میان امت هایی که به آنهامی روند، بیان نمایند. پس خواهند دانست که من یهوه هستم.» bible_en_fa Ye shall fall by the sword; I will judge you in the border of Israel; and ye shall know that I am the LORD. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa This city shall not be your caldron, neither shall ye be the flesh in the midst thereof; but I will judge you in the border of Israel: «ای پسر انسان! نان خود را با ارتعاش بخور وآب خویش را با لرزه و اضطراب بنوش. bible_en_fa And ye shall know that I am the LORD: for ye have not walked in my statutes, neither executed my judgments, but have done after the manners of the heathen that are round about you. و به اهل زمین بگو خداوند یهوه درباره سکنه اورشلیم و اهل زمین اسرائیل چنین می‌فرماید: که نان خودرا با اضطراب خواهند خورد و آب خود را باحیرت خواهند نوشید. زیرا که زمین آنها به‌سبب ظلم جمیع ساکنانش از هر‌چه در آن است تهی خواهد شد. bible_en_fa And it came to pass, when I prophesied, that Pelatiah the son of Benaiah died. Then fell I down upon my face, and cried with a loud voice, and said, Ah Lord GOD! wilt thou make a full end of the remnant of Israel? و شهرهای مسکون ایشان خراب شده، زمین ویران خواهد شد. پس خواهیددانست که من یهوه هستم.» bible_en_fa Again the word of the LORD came unto me, saying, و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa Son of man, thy brethren, even thy brethren, the men of thy kindred, and all the house of Israel wholly, are they unto whom the inhabitants of Jerusalem have said, Get you far from the LORD: unto us is this land given in possession. «ای پسر انسان این مثل شما چیست که درزمین اسرائیل می‌زنید و می‌گویید: ایام طویل می‌شود و هر رویا باطل می‌گردد. bible_en_fa Therefore say, Thus saith the Lord GOD; Although I have cast them far off among the heathen, and although I have scattered them among the countries, yet will I be to them as a little sanctuary in the countries where they shall come. لهذا به ایشان بگو، خداوند یهوه چنین می‌گوید: این مثل را باطل خواهم ساخت و آن را بار دیگر دراسرائیل نخواهند‌آورد. بلکه به ایشان بگو: ایام، نزدیک است و انجام هر رویا، قریب. bible_en_fa Therefore say, Thus saith the Lord GOD; I will even gather you from the people, and assemble you out of the countries where ye have been scattered, and I will give you the land of Israel. زیرا که هیچ‌رویای باطل و غیب گویی تملق‌آمیز در میان خاندان اسرائیل بار دیگر نخواهد بود. bible_en_fa And they shall come thither, and they shall take away all the detestable things thereof and all the abominations thereof from thence. زیرا من که یهوه هستم سخن خواهم گفت و سخنی که من می‌گویم، واقع خواهد شد و بار دیگر تاخیرنخواهد افتاد. زیرا خداوند یهوه می‌گوید: ای خاندان فتنه انگیز در ایام شما سخنی خواهم گفت و آن را به انجام خواهم رسانید.» bible_en_fa And I will give them one heart, and I will put a new spirit within you; and I will take the stony heart out of their flesh, and will give them an heart of flesh: و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa That they may walk in my statutes, and keep mine ordinances, and do them: and they shall be my people, and I will be their God. «ای پسر انسان! هان خاندان اسرائیل می‌گویندرویایی که او می‌بیند، به جهت ایام طویل است واو برای زمانهای بعیده نبوت می‌نماید.بنابراین به ایشان بگو: خداوند یهوه چنین می‌فرماید که هیچ کلام من بعد از این تاخیرنخواهد افتاد. و خداوند یهوه می‌فرماید: کلامی که من می‌گویم واقع خواهد شد.» bible_en_fa But as for them whose heart walketh after the heart of their detestable things and their abominations, I will recompense their way upon their own heads, saith the Lord GOD. بنابراین به ایشان بگو: خداوند یهوه چنین می‌فرماید که هیچ کلام من بعد از این تاخیرنخواهد افتاد. و خداوند یهوه می‌فرماید: کلامی که من می‌گویم واقع خواهد شد.» bible_en_fa Then did the cherubims lift up their wings, and the wheels beside them; and the glory of the God of Israel was over them above. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa And the glory of the LORD went up from the midst of the city, and stood upon the mountain which is on the east side of the city. «ای پسر انسان به ضد انبیای اسرائیل که نبوت می‌نمایند، نبوت نما. و به آنانی که ازافکار خود نبوت می‌کنند، بگو کلام خداوند رابشنوید! bible_en_fa Afterwards the spirit took me up, and brought me in a vision by the Spirit of God into Chaldea, to them of the captivity. So the vision that I had seen went up from me. خداوند یهوه چنین می‌گوید: وای برانبیاء احمق که تابع روح خویش می‌باشند و هیچ ندیده‌اند. bible_en_fa Then I spake unto them of the captivity all the things that the LORD had shewed me. ‌ای اسرائیل انبیای تو مانند روباهان درخرابه‌ها بوده‌اند. bible_en_fa The word of the LORD also came unto me, saying, شما به رخنه‌ها برنیامدید ودیوار را برای خاندان اسرائیل تعمیر نکردید تاایشان در روز خداوند به جنگ بتوانند ایستاد. bible_en_fa Son of man, thou dwellest in the midst of a rebellious house, which have eyes to see, and see not; they have ears to hear, and hear not: for they are a rebellious house. رویای باطل و غیب گویی کاذب می‌بینند ومی گویند: خداوند می‌فرماید، با آنکه خداوندایشان را نفرستاده است و مردمان را امیدوارمی سازند به اینکه کلام ثابت خواهد شد. bible_en_fa Therefore, thou son of man, prepare thee stuff for removing, and remove by day in their sight; and thou shalt remove from thy place to another place in their sight: it may be they will consider, though they be a rebellious house. آیارویای باطل ندیدید و غیب گویی کاذب را ذکرنکردید چونکه گفتید خداوند می‌فرماید با آنکه من تکلم ننمودم؟» bible_en_fa Then shalt thou bring forth thy stuff by day in their sight, as stuff for removing: and thou shalt go forth at even in their sight, as they that go forth into captivity. بنابراین خداوند یهوه چنین می‌فرماید: «چونکه سخن باطل گفتید و رویای کاذب دیدید، اینک خداوند یهوه می‌فرماید من به ضد شماخواهم بود. bible_en_fa Dig thou through the wall in their sight, and carry out thereby. پس دست من بر انبیایی که رویای باطل دیدند و غیب گویی کاذب کردند درازخواهد شد و ایشان در مجلس قوم من داخل نخواهند شد و در دفتر خاندان اسرائیل ثبت نخواهند گردید و به زمین اسرائیل وارد نخواهندگشت و شما خواهید دانست که من خداوند یهوه می باشم. bible_en_fa In their sight shalt thou bear it upon thy shoulders, and carry it forth in the twilight: thou shalt cover thy face, that thou see not the ground: for I have set thee for a sign unto the house of Israel. و از این جهت که قوم مرا گمراه کرده، گفتند که سلامتی است در حینی که سلامتی نبودو یکی از ایشان دیوار را بنا نمود و سایرین آن رابه گل ملاط مالیدند. bible_en_fa And I did so as I was commanded: I brought forth my stuff by day, as stuff for captivity, and in the even I digged through the wall with mine hand; I brought it forth in the twilight, and I bare it upon my shoulder in their sight. پس به آنانی که گل ملاطرا مالیدند بگو که آن خواهد افتاد. باران سیال خواهد بارید و شما‌ای تگرگهای سخت خواهیدآمد و باد شدید آن را خواهد شکافت. bible_en_fa And in the morning came the word of the LORD unto me, saying, و هان چون دیوار بیفتد، آیا شما را نخواهند گفت: کجااست آن اندودی که به آن اندود گردید؟» bible_en_fa Son of man, hath not the house of Israel, the rebellious house, said unto thee, What doest thou? لهذا خداوند یهوه چنین می‌گوید: «من آن را به باد شدید در غضب خود خواهم شکافت وباران سیال در خشم من خواهد بارید و تگرگهای سخت برای فانی ساختن آن در غیظ من خواهدآمد. bible_en_fa Say thou unto them, Thus saith the Lord GOD; This burden concerneth the prince in Jerusalem, and all the house of Israel that are among them. و آن دیوار را که شما به گل ملاط اندودکردید منهدم نموده، به زمین یکسان خواهم ساخت و پی آن منکشف خواهد شد. و چون آن بیفتد شما در میانش هلاک خواهید شد و خواهیددانست که من یهوه هستم. bible_en_fa Say, I am your sign: like as I have done, so shall it be done unto them: they shall remove and go into captivity. پس چون خشم خود را بر دیوار و بر آنانی که آن را به گل ملاطاندود کردند به اتمام رسانیده باشم، آنگاه به شماخواهم گفت: دیوار نیست شده و آنانی که آن رااندود کردند نابود گشته‌اند. bible_en_fa And the prince that is among them shall bear upon his shoulder in the twilight, and shall go forth: they shall dig through the wall to carry out thereby: he shall cover his face, that he see not the ground with his eyes. یعنی انبیای اسرائیل که درباره اورشلیم نبوت می‌نمایند وبرایش رویای سلامتی را می‌بینند با آنکه خداوندیهوه می‌گوید که سلامتی نیست. bible_en_fa My net also will I spread upon him, and he shall be taken in my snare: and I will bring him to Babylon to the land of the Chaldeans; yet shall he not see it, though he shall die there. و تو‌ای پسرانسان نظر خود را بر دختران قوم خویش که ازافکار خود نبوت می‌نمایند بدار و بر ایشان نبوت نما، bible_en_fa And I will scatter toward every wind all that are about him to help him, and all his bands; and I will draw out the sword after them. و بگو خداوند یهوه چنین می‌فرماید: وای بر آنانی که بالشها برای مفصل هر بازویی می‌دوزند و مندیلها برای سر هر قامتی می‌سازند تا جانها را صید کنند! آیا جانهای قوم مرا صیدخواهید کرد و جانهای خود را زنده نگاه خواهیدداشت؟ bible_en_fa And they shall know that I am the LORD, when I shall scatter them among the nations, and disperse them in the countries. و مرا در میان قوم من برای مشت جویی و لقمه نانی بی‌حرمت می‌کنید چونکه به قوم من که به دروغ شما گوش می‌گیرند دروغ گفته، جانهایی را که مستوجب موت نیستندمی کشید و جانهایی را که مستحق حیات نمی باشند زنده نگاه می‌دارید. bible_en_fa But I will leave a few men of them from the sword, from the famine, and from the pestilence; that they may declare all their abominations among the heathen whither they come; and they shall know that I am the LORD. لهذا خداوندیهوه چنین می‌گوید: اینک من به ضد بالشهای شما هستم که به واسطه آنها جانها را مثل مرغان صید می‌کنید. و آنها را از بازوهای شما خواهم درید و کسانی را که جانهای ایشان را مثل مرغان صید می‌کنید، رهایی خواهم داد. bible_en_fa Moreover the word of the LORD came to me, saying, و مندیلهای شما را خواهم درید و قوم خود را از دست شماخواهم رهانید و دیگر در دست شما نخواهند بودتا ایشان را صید کنید پس خواهید دانست که من یهوه هستم. bible_en_fa Son of man, eat thy bread with quaking, and drink thy water with trembling and with carefulness; چونکه شما به دروغ خود، دل مرد عادل را که من محزون نساختم، محزون ساخته‌اید و دستهای مرد شریر را تقویت داده ایدتا از رفتار قبیح خود بازگشت ننماید و زنده نشود.لهذا بار دیگر رویای باطل نخواهید دید وغیب گویی نخواهید نمود. و چون قوم خود را ازدست شما رهایی دهم، آنگاه خواهید دانست که من یهوه می‌باشم.» bible_en_fa And say unto the people of the land, Thus saith the Lord GOD of the inhabitants of Jerusalem, and of the land of Israel; They shall eat their bread with carefulness, and drink their water with astonishment, that her land may be desolate from all that is therein, because of the violence of all them that dwell therein. لهذا بار دیگر رویای باطل نخواهید دید وغیب گویی نخواهید نمود. و چون قوم خود را ازدست شما رهایی دهم، آنگاه خواهید دانست که من یهوه می‌باشم.» bible_en_fa And the cities that are inhabited shall be laid waste, and the land shall be desolate; and ye shall know that I am the LORD. و کسانی چند از مشایخ اسرائیل نزد من آمده، پیش رویم نشستند. bible_en_fa And the word of the LORD came unto me, saying, آنگاه کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa Son of man, what is that proverb that ye have in the land of Israel, saying, The days are prolonged, and every vision faileth? «ای پسر انسان این اشخاص، بتهای خویش را در دلهای خودجای دادند و سنگ مصادم گناه خویش را پیش روی خود نهادند. پس آیا ایشان از من مسالت نمایند؟ bible_en_fa Tell them therefore, Thus saith the Lord GOD; I will make this proverb to cease, and they shall no more use it as a proverb in Israel; but say unto them, The days are at hand, and the effect of every vision. لهذا ایشان را خطاب کن و به ایشان بگو: خداوند یهوه چنین می‌فرماید: هرکسی ازخاندان اسرائیل که بتهای خویش را در دل خودجای دهد و سنگ مصادم گناه خویش را پیش روی خود بنهد و نزد نبی بیاید، من که یهوه هستم آن را که می‌آید موافق کثرت بتهایش اجابت خواهم نمود bible_en_fa For there shall be no more any vain vision nor flattering divination within the house of Israel. تا خاندان اسرائیل را در افکارخودشان گرفتار سازم چونکه جمیع ایشان به‌سبب بتهای خویش از من مرتد شده‌اند. bible_en_fa For I am the LORD: I will speak, and the word that I shall speak shall come to pass; it shall be no more prolonged: for in your days, O rebellious house, will I say the word, and will perform it, saith the Lord GOD. بنابراین به خاندان اسرائیل بگو خداوند یهوه چنین می‌فرماید: توبه کنید و از بتهای خود بازگشت نمایید و رویهای خویش را از همه رجاسات خود برگردانید. bible_en_fa Again the word of the LORD came to me, saying, زیرا هر کس چه از خاندان اسرائیل و چه از غریبانی که در اسرائیل ساکن باشند که از پیروی من مرتد شده، بتهای خویش را در دلش جای دهد و سنگ مصادم گناه خود راپیش رویش نهاده، نزد نبی آید تا به واسطه او ازمن مسالت نماید، من که یهوه هستم خود او راجواب خواهم داد. bible_en_fa Son of man, behold, they of the house of Israel say, The vision that he seeth is for many days to come, and he prophesieth of the times that are far off. و من نظر خود را بر آن شخص دوخته، او را مورد دهشت خواهم ساخت تا علامتی و ضرب‌المثلی بشود و او را ازمیان قوم خود منقطع خواهم ساخت و خواهیددانست که من یهوه هستم. bible_en_fa Therefore say unto them, Thus saith the Lord GOD; There shall none of my words be prolonged any more, but the word which I have spoken shall be done, saith the Lord GOD. و اگر نبی فریب خورده، سخنی گوید، من که یهوه هستم آن نبی رافریب داده‌ام و دست خود را بر او دراز کرده، او رااز میان قوم خود اسرائیل منقطع خواهم ساخت. bible_en_fa And the word of the LORD came unto me, saying, و ایشان بار گناهان خود را متحمل خواهندشد و گناه مسالت کننده مثل گناه آن نبی خواهدبود. bible_en_fa Son of man, prophesy against the prophets of Israel that prophesy, and say thou unto them that prophesy out of their own hearts, Hear ye the word of the LORD; تا خاندان اسرائیل دیگر از پیروی من گمراه نشوند و باز به تمامی تقصیرهای خویش نجس نگردند. بلکه خداوند یهوه می‌گوید: ایشان قوم من خواهند بود و من خدای ایشان خواهم بود.» bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; Woe unto the foolish prophets, that follow their own spirit, and have seen nothing! و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa O Israel, thy prophets are like the foxes in the deserts. «ای پسر انسان اگر زمینی خیانت کرده، به من خطا ورزد و اگر من دست خود را بر آن دراز کرده، عصای نانش را بشکنم و قحطی در آن فرستاده، انسان و بهایم را از آن منقطع سازم، bible_en_fa Ye have not gone up into the gaps, neither made up the hedge for the house of Israel to stand in the battle in the day of the LORD. اگر‌چه این سه مرد یعنی نوح و دانیال و ایوب در آن باشند، خداوند یهوه می‌گوید که ایشان (فقط) جانهای خود را به عدالت خویش خواهند رهانید. bible_en_fa They have seen vanity and lying divination, saying, The LORD saith: and the LORD hath not sent them: and they have made others to hope that they would confirm the word. واگر حیوانات درنده به آن زمین بیاورم که آن را ازاهل آن خالی سازند و چنان ویران شود که ازترس آن حیوانات کسی از آن گذر نکند، bible_en_fa Have ye not seen a vain vision, and have ye not spoken a lying divination, whereas ye say, The LORD saith it; albeit I have not spoken? اگرچه این سه مرد در میانش باشند، خداوند یهوه می‌گوید: به حیات خودم قسم که ایشان پسران ودختران را رهایی نخواهند داد. ایشان به تنهایی رهایی خواهند یافت ولی زمین ویران خواهدشد. bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD; Because ye have spoken vanity, and seen lies, therefore, behold, I am against you, saith the Lord GOD. یا اگر شمشیری به آن زمین آورم و بگویم: ای شمشیر از این زمین بگذر. و اگر انسان و بهایم را از آن منقطع سازم، bible_en_fa And mine hand shall be upon the prophets that see vanity, and that divine lies: they shall not be in the assembly of my people, neither shall they be written in the writing of the house of Israel, neither shall they enter into the land of Israel; and ye shall know that I am the Lord GOD. اگر‌چه این سه مرد درمیانش باشند، خداوند یهوه می‌گوید: به حیات خودم قسم که پسران و دختران را رهایی نخواهند داد بلکه ایشان به تنهایی رهایی خواهندیافت. bible_en_fa Because, even because they have seduced my people, saying, Peace; and there was no peace; and one built up a wall, and, lo, others daubed it with untempered morter: یا اگر وبا در آن زمین بفرستم و خشم خود را بر آن با خون بریزم و انسان و بهایم را از آن منقطع بسازم، bible_en_fa Say unto them which daub it with untempered morter, that it shall fall: there shall be an overflowing shower; and ye, O great hailstones, shall fall; and a stormy wind shall rend it. اگر‌چه نوح و دانیال و ایوب درمیانش باشند خداوند یهوه می‌گوید: به حیات خودم قسم که نه پسری و نه دختری را رهایی خواهند داد بلکه ایشان (فقط) جانهای خود را به عدالت خویش خواهند رهانید. bible_en_fa Lo, when the wall is fallen, shall it not be said unto you, Where is the daubing wherewith ye have daubed it? پس خداوندیهوه چنین می‌گوید: چه قدر زیاده حینی که چهارعذاب سخت خود یعنی شمشیر و قحط و حیوان درنده و وبا را بر اورشلیم بفرستم تا انسان و بهایم را از آن منقطع سازم. bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD; I will even rend it with a stormy wind in my fury; and there shall be an overflowing shower in mine anger, and great hailstones in my fury to consume it. لیکن اینک بقیتی ازپسران و دخترانی که بیرون آورده می‌شوند در آن واگذاشته خواهد شد. هان ایشان را نزد شمابیرون خواهند‌آورد و رفتار و اعمال ایشان راخواهید دید و از بلایی که بر اورشلیم وارد آورده و هر‌آنچه بر آن رسانیده باشم، تسلی خواهیدیافت.و چون رفتار و اعمال ایشان را ببینیدشما را تسلی خواهند داد و خداوند یهوه می‌گوید: شما خواهید دانست که هر‌آنچه به آن کردم بی‌سبب بجا نیاوردم.» bible_en_fa So will I break down the wall that ye have daubed with untempered morter, and bring it down to the ground, so that the foundation thereof shall be discovered, and it shall fall, and ye shall be consumed in the midst thereof: and ye shall know that I am the LORD. و چون رفتار و اعمال ایشان را ببینیدشما را تسلی خواهند داد و خداوند یهوه می‌گوید: شما خواهید دانست که هر‌آنچه به آن کردم بی‌سبب بجا نیاوردم.» bible_en_fa Thus will I accomplish my wrath upon the wall, and upon them that have daubed it with untempered morter, and will say unto you, The wall is no more, neither they that daubed it; و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa To wit, the prophets of Israel which prophesy concerning Jerusalem, and which see visions of peace for her, and there is no peace, saith the Lord GOD. «ای پسر انسان درخت مو در میان سایر درختان چیست و شاخه مو در میان درختان جنگل چه می‌باشد؟ bible_en_fa Likewise, thou son of man, set thy face against the daughters of thy people, which prophesy out of their own heart; and prophesy thou against them, آیا چوب از آن برای کردن هیچ کاری گرفته می‌شود؟ یا میخی از آن برای آویختن هیچ ظرفی می‌گیرند؟ bible_en_fa And say, Thus saith the Lord GOD; Woe to the women that sew pillows to all armholes, and make kerchiefs upon the head of every stature to hunt souls! Will ye hunt the souls of my people, and will ye save the souls alive that come unto you? هان آن را برای هیزم در آتش می‌اندازند و آتش هر دو طرفش رامی سوزاند و میانش نیم‌سوخته می‌شود پس آیابرای کاری مفید است؟ bible_en_fa And will ye pollute me among my people for handfuls of barley and for pieces of bread, to slay the souls that should not die, and to save the souls alive that should not live, by your lying to my people that hear your lies? اینک چون تمام بودبرای هیچ کار مصرف نداشت. چند مرتبه زیاده وقتی که آتش آن را سوزانیده و نیم‌سوخته باشد، دیگر برای هیچ کاری مصرف نخواهد داشت.» bible_en_fa Wherefore thus saith the Lord GOD; Behold, I am against your pillows, wherewith ye there hunt the souls to make them fly, and I will tear them from your arms, and will let the souls go, even the souls that ye hunt to make them fly. بنابراین خداوند یهوه چنین می‌گوید: «مثل درخت مو که آن را از میان درختان جنگل برای هیزم و آتش تسلیم کرده‌ام، همچنان سکنه اورشلیم را تسلیم خواهم نمود. bible_en_fa Your kerchiefs also will I tear, and deliver my people out of your hand, and they shall be no more in your hand to be hunted; and ye shall know that I am the LORD. و نظر خود را برایشان خواهم دوخت. از یک آتش بیرون می‌آیندو آتشی دیگر ایشان را خواهد سوزانید. پس چون نظر خود را بر ایشان دوخته باشم، خواهیددانست که من یهوه هستم.»و خداوند یهوه می‌گوید: «به‌سبب خیانتی که ورزیده‌اند زمین را ویران خواهم ساخت.» bible_en_fa Because with lies ye have made the heart of the righteous sad, whom I have not made sad; and strengthened the hands of the wicked, that he should not return from his wicked way, by promising him life: و خداوند یهوه می‌گوید: «به‌سبب خیانتی که ورزیده‌اند زمین را ویران خواهم ساخت.» bible_en_fa Therefore ye shall see no more vanity, nor divine divinations: for I will deliver my people out of your hand: and ye shall know that I am the LORD. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa Then came certain of the elders of Israel unto me, and sat before me. «ای پسر انسان اورشلیم را ازرجاساتش آگاه ساز! bible_en_fa And the word of the LORD came unto me, saying, و بگو خداوند یهوه به اورشلیم چنین می‌فرماید: اصل و ولادت تو اززمین کنعان است. پدرت اموری و مادرت حتی بود. bible_en_fa Son of man, these men have set up their idols in their heart, and put the stumblingblock of their iniquity before their face: should I be inquired of at all by them? و اما ولادت تو. در روزی که متولد شدی نافت را نبریدند و تو را به آب غسل ندادند و طاهرنساختند و نمک نمالیدند و به قنداقه نپیچیدند. bible_en_fa Therefore speak unto them, and say unto them, Thus saith the Lord GOD; Every man of the house of Israel that setteth up his idols in his heart, and putteth the stumblingblock of his iniquity before his face, and cometh to the prophet; I the LORD will answer him that cometh according to the multitude of his idols; چشمی بر تو شفقت ننمود و بر تو مرحمت نفرمود تا یکی از اینکارها را برای تو بعمل آورد. بلکه در روز ولادتت جان تو را خوار شمرده، تورا بر روی صحرا انداختند. bible_en_fa That I may take the house of Israel in their own heart, because they are all estranged from me through their idols. و من از نزد تو گذرنمودم و تو را در خونت غلطان دیدم. پس تو راگفتم: ای که به خونت آلوده هستی زنده شو! بلی گفتم: ای که به خونت آلوده هستی، زنده شو! bible_en_fa Therefore say unto the house of Israel, Thus saith the Lord GOD; Repent, and turn yourselves from your idols; and turn away your faces from all your abominations. وتو را مثل نباتات صحرا بسیار افزودم تا نمو کرده، بزرگ شدی و به زیبایی کامل رسیدی. پستانهایت برخاسته و مویهایت بلند شد، لیکن برهنه و عریان بودی. bible_en_fa For every one of the house of Israel, or of the stranger that sojourneth in Israel, which separateth himself from me, and setteth up his idols in his heart, and putteth the stumblingblock of his iniquity before his face, and cometh to a prophet to inquire of him concerning me; I the LORD will answer him by myself: «و چون از تو گذر کردم برتو نگریستم واینک زمان تو زمان محبت بود. پس دامن خود رابر تو پهن کرده، عریانی تو را مستور ساختم و خداوند یهوه می‌گوید که با تو قسم خوردم و با توعهد بستم و از آن من شدی. bible_en_fa And I will set my face against that man, and will make him a sign and a proverb, and I will cut him off from the midst of my people; and ye shall know that I am the LORD. و تو را به آب غسل داده، تو را از خونت طاهر ساختم و تو را به روغن تدهین کردم. bible_en_fa And if the prophet be deceived when he hath spoken a thing, I the LORD have deceived that prophet, and I will stretch out my hand upon him, and will destroy him from the midst of my people Israel. و تو را به لباس قلابدوزی ملبس ساختم و نعلین پوست خز به پایت کردم و تو را به کتان نازک آراسته و به ابریشم پیراسته ساختم. bible_en_fa And they shall bear the punishment of their iniquity: the punishment of the prophet shall be even as the punishment of him that seeketh unto him; و تو را به زیورها زینت داده، دستبندها بردستت و گردن بندی بر گردنت نهادم. bible_en_fa That the house of Israel may go no more astray from me, neither be polluted any more with all their transgressions; but that they may be my people, and I may be their God, saith the Lord GOD. وحلقه‌ای در بینی و گوشواره‌ها در گوشهایت و تاج جمالی بر سرت نهادم. bible_en_fa The word of the LORD came again to me, saying, پس با طلا و نقره آرایش یافتی و لباست از کتان نازک و ابریشم قلابدوزی بود و آرد میده و عسل و روغن خوردی و بی‌نهایت جمیل شده، به درجه ملوکانه ممتاز گشتی. bible_en_fa Son of man, when the land sinneth against me by trespassing grievously, then will I stretch out mine hand upon it, and will break the staff of the bread thereof, and will send famine upon it, and will cut off man and beast from it: و آوازه تو به‌سبب زیباییت درمیان امت‌ها شایع شد. زیرا خداوند یهوه می‌گویدکه آن زیبایی از جمال من که بر تو نهاده بودم کامل شد. bible_en_fa Though these three men, Noah, Daniel, and Job, were in it, they should deliver but their own souls by their righteousness, saith the Lord GOD. «اما بر زیبایی خود توکل نمودی و به‌سبب آوازه خویش زناکار گردیدی و زنای خویش را برهر رهگذری ریختی و از آن ا� شد. bible_en_fa If I cause noisome beasts to pass through the land, and they spoil it, so that it be desolate, that no man may pass through because of the beasts: و ازلباسهای خود گرفتی و مکان های بلند رنگارنگ برای خود ساخته، بر آنها زنا نمودی که مثل اینکارها واقع نشده و نخواهد شد. bible_en_fa Though these three men were in it, as I live, saith the Lord GOD, they shall deliver neither sons nor daughters; they only shall be delivered, but the land shall be desolate. و زیورهای زینت خود را از طلا و نقره (من که به تو داده بودم )گرفته، تمثالهای مردان را ساخته با آنها زنانمودی. bible_en_fa Or if I bring a sword upon that land, and say, Sword, go through the land; so that I cut off man and beast from it: و لباس قلابدوزی خود را گرفته، به آنها پوشانیدی و روغن و بخور مرا پیش آنهاگذاشتی. bible_en_fa Though these three men were in it, as I live, saith the Lord GOD, they shall deliver neither sons nor daughters, but they only shall be delivered themselves. و نان مرا که به تو داده بودم و آردمیده و روغن و عسل را که رزق تو ساخته بودم، پیش آنها برای هدیه خوشبویی نهادی و چنین شد. قول خداوند یهوه این است. bible_en_fa Or if I send a pestilence into that land, and pour out my fury upon it in blood, to cut off from it man and beast: و پسران ودخترانت را که برای من زاییده بودی گرفته، ایشان را به جهت خوراک آنها ذبح نمودی. آیا زنا کاری تو کم بود bible_en_fa Though Noah, Daniel, and Job, were in it, as I live, saith the Lord GOD, they shall deliver neither son nor daughter; they shall but deliver their own souls by their righteousness. که پسران مرا نیز کشتی و ایشان راتسلیم نمودی که برای آنها از آتش گذرانیده شوند؟ bible_en_fa For thus saith the Lord GOD; How much more when I send my four sore judgments upon Jerusalem, the sword, and the famine, and the noisome beast, and the pestilence, to cut off from it man and beast? و در تمامی رجاسات و زنای خود ایام جوانی خود را حینی که عریان و برهنه بودی و درخون خود می‌غلطیدی بیاد نیاوردی.» bible_en_fa Yet, behold, therein shall be left a remnant that shall be brought forth, both sons and daughters: behold, they shall come forth unto you, and ye shall see their way and their doings: and ye shall be comforted concerning the evil that I have brought upon Jerusalem, even concerning all that I have brought upon it. و خداوند یهوه می‌گوید: «وای بر تو! وای بر تو! زیرا بعد از تمامی شرارت خود، bible_en_fa And they shall comfort you, when ye see their ways and their doings: and ye shall know that I have not done without cause all that I have done in it, saith the Lord GOD. خراباتها برای خود بنا نمودی و عمارات بلنددر هر کوچه برای خود ساختی. bible_en_fa And the word of the LORD came unto me, saying, بسر هر راه عمارتهای بلند خود را بنا نموده، زیبایی خود رامکروه ساختی و برای هر راهگذری پایهای خویش را گشوده، زناکاریهای خود را افزودی. bible_en_fa Son of man, What is the vine tree more than any tree, or than a branch which is among the trees of the forest? و با همسایگان خود پسران مصر که بزرگ گوشت می‌باشند، زنا نمودی و زناکاری خود راافزوده، خشم مرا بهیجان آوردی. bible_en_fa Shall wood be taken thereof to do any work? or will men take a pin of it to hang any vessel thereon? لهذا اینک من دست خود را بر تو دراز کرده، وظیفه تو را قطع نمودم و تو را به آرزوی دشمنانت یعنی دختران فلسطینیان که از رفتار قبیح تو خجل بودند، تسلیم نمودم. bible_en_fa Behold, it is cast into the fire for fuel; the fire devoureth both the ends of it, and the midst of it is burned. Is it meet for any work? و چونکه سیر نشدی با بنی آشور نیز زنا نمودی و با ایشان نیز زنا نموده، سیرنگشتی. bible_en_fa Behold, when it was whole, it was meet for no work: how much less shall it be meet yet for any work, when the fire hath devoured it, and it is burned? و زناکاریهای خود را از زمین کنعان تازمین کلدانیان زیاد نمودی و از این هم سیرنشدی.» bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD; As the vine tree among the trees of the forest, which I have given to the fire for fuel, so will I give the inhabitants of Jerusalem. خداوند یهوه می‌گوید: «دل تو چه قدرضعیف است که تمامی این اعمال را که کار زن زانیه سلیطه می‌باشد، بعمل آوردی. bible_en_fa And I will set my face against them; they shall go out from one fire, and another fire shall devour them; and ye shall know that I am the LORD, when I set my face against them. که بسرهر راه خرابات خود را بنا نمودی و در هر کوچه عمارات بلند خود را ساختی و مثل فاحشه های دیگر نبودی چونکه اجرت را خوار شمردی. bible_en_fa And I will make the land desolate, because they have committed a trespass, saith the Lord GOD. ‌ای زن زانیه که غریبان را به‌جای شوهر خودمی گیری! bible_en_fa Again the word of the LORD came unto me, saying, به جمیع فاحشه‌ها اجرت می‌دهند. bible_en_fa Son of man, cause Jerusalem to know her abominations, و عادت تو درزناکاریت برعکس سایر زنان است. چونکه کسی به جهت زناکاری از عقب تو نمی آید و تو اجرت می‌دهی و کسی به تو اجرت نمی دهد. پس عادت تو بر عکس دیگران است.» bible_en_fa And say, Thus saith the Lord GOD unto Jerusalem; Thy birth and thy nativity is of the land of Canaan; thy father was an Amorite, and thy mother an Hittite. بنابراین‌ای زانیه! کلام خداوند را بشنو! bible_en_fa And as for thy nativity, in the day thou wast born thy navel was not cut, neither wast thou washed in water to supple thee; thou wast not salted at all, nor swaddled at all. خداوند یهوه چنین می‌گوید: «چونکه نقد توریخته شد و عریانی تو از زناکاریت با عاشقانت وبا همه بتهای رجاساتت و از خون پسرانت که به آنها دادی مکشوف گردید، bible_en_fa None eye pitied thee, to do any of these unto thee, to have compassion upon thee; but thou wast cast out in the open field, to the lothing of thy person, in the day that thou wast born. لهذا هان من جمیع عاشقانت را که به ایشان ملتذ بودی و همه آنانی راکه دوست داشتی، با همه کسانی که از ایشان نفرت داشتی جمع خواهم نمود. و ایشان را از هرطرف نزد تو فراهم آورده، برهنگی تو را به ایشان مکشوف خواهم ساخت، تا تمامی عریانیت راببینند. bible_en_fa And when I passed by thee, and saw thee polluted in thine own blood, I said unto thee when thou wast in thy blood, Live; yea, I said unto thee when thou wast in thy blood, Live. و بر تو فتوای زنانی را که زنا می‌کنند وخونریز می‌باشند، خواهم داد. و خون غضب وغیرت را بر تو وارد خواهم آورد. bible_en_fa I have caused thee to multiply as the bud of the field, and thou hast increased and waxen great, and thou art come to excellent ornaments: thy breasts are fashioned, and thine hair is grown, whereas thou wast naked and bare. و تو را به‌دست ایشان تسلیم نموده، خراباتهای تو راخراب و عمارات بلند تو را منهدم خواهندساخت. و لباست را از تو خواهند کند و زیورهای قشنگ تو را خواهند گرفت و تو را عریان و برهنه خواهند گذاشت. bible_en_fa Now when I passed by thee, and looked upon thee, behold, thy time was the time of love; and I spread my skirt over thee, and covered thy nakedness: yea, I sware unto thee, and entered into a covenant with thee, saith the Lord GOD, and thou becamest mine. و گروهی بر تو آورده، تو رابه سنگها سنگسار خواهند کرد و به شمشیرهای خود تو را پاره پاره خواهند نمود. bible_en_fa Then washed I thee with water; yea, I throughly washed away thy blood from thee, and I anointed thee with oil. و خانه های تو را به آتش سوزانیده، در نظر زنان بسیار بر توعقوبت خواهند رسانید. پس من تو را از زنا کاری بازخواهم داشت و بار دیگر اجرت نخواهی داد. bible_en_fa I clothed thee also with broidered work, and shod thee with badgers' skin, and I girded thee about with fine linen, and I covered thee with silk. و حدت خشم خود را بر تو فرو خواهم نشانیدو غیرت من از تو خواهد برگشت و آرام گرفته، بار دیگر غضب نخواهم نمود. bible_en_fa I decked thee also with ornaments, and I put bracelets upon thy hands, and a chain on thy neck. چونکه ایام جوانی خود را به یاد نیاورده، مرا به همه اینکارهارنجانیدی، از این جهت خداوند یهوه می‌گوید که اینک نیز رفتار تو را بر سرت وارد خواهم آورد وعلاوه بر تمامی رجاساتت دیگر این عمل قبیح رامرتکب نخواهی شد. bible_en_fa And I put a jewel on thy forehead, and earrings in thine ears, and a beautiful crown upon thine head. «اینک هر‌که مثل می‌آورد این مثل را بر توآورده، خواهد گفت که مثل مادر، مثل دخترش می‌باشد. bible_en_fa Thus wast thou decked with gold and silver; and thy raiment was of fine linen, and silk, and broidered work; thou didst eat fine flour, and honey, and oil: and thou wast exceeding beautiful, and thou didst prosper into a kingdom. تو دختر مادر خود هستی که ازشوهر و پسران خود نفرت می‌داشت. و خواهرخواهران خود هستی که از شوهران و پسران خویش نفرت می‌دارند. مادر شما حتی بود و پدرشما اموری. bible_en_fa And thy renown went forth among the heathen for thy beauty: for it was perfect through my comeliness, which I had put upon thee, saith the Lord GOD. و خواهر بزرگ تو سامره است که با دختران خود بطرف چپ تو ساکن می‌باشد. وخواهر کوچک تو سدوم است که با دختران خودبطرف راست تو ساکن می‌باشد. bible_en_fa But thou didst trust in thine own beauty, and playedst the harlot because of thy renown, and pouredst out thy fornications on every one that passed by; his it was. اما تو درطریق های ایشان سلوک نکردی و مثل رجاسات ایشان عمل ننمودی. بلکه گویا این سهل بود که تو در همه رفتار خود از ایشان زیاده فاسد شدی.» bible_en_fa And of thy garments thou didst take, and deckedst thy high places with divers colours, and playedst the harlot thereupon: the like things shall not come, neither shall it be so. پس خداوند یهوه می‌گوید: «به حیات خودم قسم که خواهر تو سدوم و دخترانش موافق اعمال تو و دخترانت عمل ننمودند. bible_en_fa Thou hast also taken thy fair jewels of my gold and of my silver, which I had given thee, and madest to thyself images of men, and didst commit whoredom with them, اینک گناه خواهرت سدوم این بود که تکبر وفراوانی نان و سعادتمندی رفاهیت برای او ودخترانش بود و فقیران و مسکینان را دستگیری ننمودند. bible_en_fa And tookest thy broidered garments, and coveredst them: and thou hast set mine oil and mine incense before them. و مغرور شده، در حضور من مرتکب رجاسات گردیدند. لهذا چنانکه صلاح دیدم ایشان را از میان برداشتم. bible_en_fa My meat also which I gave thee, fine flour, and oil, and honey, wherewith I fed thee, thou hast even set it before them for a sweet savour: and thus it was, saith the Lord GOD. و سامره نصف گناهانت را مرتکب نشد، بلکه تو رجاسات خودرا از آنها زیاده نمودی و خواهران خود را به تمامی رجاسات خویش که بعمل آوردی مبری ساختی. bible_en_fa Moreover thou hast taken thy sons and thy daughters, whom thou hast borne unto me, and these hast thou sacrificed unto them to be devoured. Is this of thy whoredoms a small matter, پس تو نیز که بر خواهران خود حکم دادی خجالت خود را متحمل بشو. زیرا به گناهانت که در آنها بیشتر از ایشان رجاسات نمودی ایشان از تو عادلتر گردیدند. لهذا تو نیزخجل شو و رسوایی خود را متحمل باش چونکه خواهران خود را مبری ساختی. bible_en_fa That thou hast slain my children, and delivered them to cause them to pass through the fire for them? و من اسیری ایشان یعنی اسیری سدوم و دخترانش و اسیری سامره و دخترانش و اسیری اسیران تو را در میان ایشان خواهم برگردانید. bible_en_fa And in all thine abominations and thy whoredoms thou hast not remembered the days of thy youth, when thou wast naked and bare, and wast polluted in thy blood. تا خجالت خود رامتحمل شده، از هر‌چه کرده‌ای شرمنده شوی چونکه ایشان را تسلی داده‌ای. bible_en_fa And it came to pass after all thy wickedness, (woe, woe unto thee! saith the Lord GOD;) و خواهرانت یعنی سدوم و دخترانش به حالت نخستین خودخواهند برگشت. و سامره و دخترانش به حالت نخستین خود خواهند برگشت. و تو و دخترانت به حالت نخستین خود خواهید برگشت. bible_en_fa That thou hast also built unto thee an eminent place, and hast made thee an high place in every street. اماخواهر تو سدوم در روز تکبر تو به زبانت آورده نشد. bible_en_fa Thou hast built thy high place at every head of the way, and hast made thy beauty to be abhorred, and hast opened thy feet to every one that passed by, and multiplied thy whoredoms. قبل از آنکه شرارت تو مکشوف بشود. مثل آن زمانی که دختران ارام مذمت می‌کردند وجمیع مجاورانش یعنی دختران فلسطینیان که تورا از هر طرف خوار می‌شمردند.» bible_en_fa Thou hast also committed fornication with the Egyptians thy neighbours, great of flesh; and hast increased thy whoredoms, to provoke me to anger. پس خداوند می‌فرماید که «تو قباحت ورجاسات خود را متحمل خواهی شد. bible_en_fa Behold, therefore I have stretched out my hand over thee, and have diminished thine ordinary food, and delivered thee unto the will of them that hate thee, the daughters of the Philistines, which are ashamed of thy lewd way. زیراخداوند یهوه چنین می‌گوید: به نهجی که تو عمل نمودی من با تو عمل خواهم نمود، زیرا که قسم را خوار شمرده، عهد را شکستی. bible_en_fa Thou hast played the whore also with the Assyrians, because thou wast unsatiable; yea, thou hast played the harlot with them, and yet couldest not be satisfied. لیکن من عهد خود را که در ایام جوانیت با تو بستم به یادخواهم آورد و عهد جاودانی با تو استوار خواهم داشت. bible_en_fa Thou hast moreover multiplied thy fornication in the land of Canaan unto Chaldea; and yet thou wast not satisfied herewith. و هنگامی که خواهران بزرگ و کوچک خود را پذیرفته باشی، آنگاه راههای خود را به یاد آورده، خجل خواهی شد. و من ایشان را به‌جای دختران به تو خواهم داد، لیکن نه از عهد تو. bible_en_fa How weak is thine heart, saith the Lord GOD, seeing thou doest all these things, the work of an imperious whorish woman; و من عهد خود را با تو استوار خواهم ساخت وخواهی دانست که من یهوه هستم.تا آنکه به یاد آورده، خجل شوی. و خداوند یهوه می‌فرماید که چون من همه کارهای تو را آمرزیده باشم، بار دیگر به‌سبب رسوایی خویش دهان خود را نخواهی گشود.» bible_en_fa In that thou buildest thine eminent place in the head of every way, and makest thine high place in every street; and hast not been as an harlot, in that thou scornest hire; تا آنکه به یاد آورده، خجل شوی. و خداوند یهوه می‌فرماید که چون من همه کارهای تو را آمرزیده باشم، بار دیگر به‌سبب رسوایی خویش دهان خود را نخواهی گشود.» bible_en_fa But as a wife that committeth adultery, which taketh strangers instead of her husband! و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa They give gifts to all whores: but thou givest thy gifts to all thy lovers, and hirest them, that they may come unto thee on every side for thy whoredom. «ای پسر انسان، معمایی بیاور و مثلی درباره خاندان اسرائیل بزن. bible_en_fa And the contrary is in thee from other women in thy whoredoms, whereas none followeth thee to commit whoredoms: and in that thou givest a reward, and no reward is given unto thee, therefore thou art contrary. و بگو خداوند یهوه چنین می‌فرماید: عقاب بزرگ که بالهای سترگ ونیهای دراز پر از پرهای رنگارنگ دارد به لبنان آمد و سر سرو آزاد را گرفت. bible_en_fa Wherefore, O harlot, hear the word of the LORD: و سر شاخه هایش را کنده، آن را به زمین تجارت آورده، در شهرسوداگران گذاشت. bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; Because thy filthiness was poured out, and thy nakedness discovered through thy whoredoms with thy lovers, and with all the idols of thy abominations, and by the blood of thy children, which thou didst give unto them; و از تخم آن زمین گرفته، آن را در زمین باروری نهاد و نزد آبهای بسیارگذاشته، آن را مثل درخت بید، غرس نمود. bible_en_fa Behold, therefore I will gather all thy lovers, with whom thou hast taken pleasure, and all them that thou hast loved, with all them that thou hast hated; I will even gather them round about against thee, and will discover thy nakedness unto them, that they may see all thy nakedness. وآن نمو کرده، مو وسیع کوتاه قد گردید که شاخه هایش بسوی او مایل شد و ریشه هایش درزیر وی می‌بود. پس موی شده شاخه‌ها رویانید ونهالها آورد. bible_en_fa And I will judge thee, as women that break wedlock and shed blood are judged; and I will give thee blood in fury and jealousy. و عقاب بزرگ دیگری با بالهای سترگ و پرهای بسیار آمد و اینک این موریشه های خود را بسوی او برگردانید وشاخه های خویش را از کرته های بستان خودبطرف او بیرون کرد تا او وی را سیراب نماید. bible_en_fa And I will also give thee into their hand, and they shall throw down thine eminent place, and shall break down thy high places: they shall strip thee also of thy clothes, and shall take thy fair jewels, and leave thee naked and bare. درزمین نیکو نزد آبهای بسیار کاشته شد تا شاخه هارویانیده، میوه بیاورد و مو قشنگ گردد. bible_en_fa They shall also bring up a company against thee, and they shall stone thee with stones, and thrust thee through with their swords. بگو که خداوند یهوه چنین می‌فرماید: پس آیا کامیاب خواهد شد؟ آیا او ریشه هایش را نخواهد کند ومیوه‌اش را نخواهد چید تا خشک شود؟ تمامی برگهای تازه‌اش خشک خواهد شد و بدون قوت عظیم و خلق بسیاری از ریشه‌ها کنده خواهد شد. bible_en_fa And they shall burn thine houses with fire, and execute judgments upon thee in the sight of many women: and I will cause thee to cease from playing the harlot, and thou also shalt give no hire any more. اینک غرس شده است اما کامیاب نخواهدشد. بلکه چون باد شرقی بر آن بوزد بالکل خشک خواهد شد و در بوستانی که در آن رویید پژمرده خواهد گردید.» bible_en_fa So will I make my fury toward thee to rest, and my jealousy shall depart from thee, and I will be quiet, and will be no more angry. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa Because thou hast not remembered the days of thy youth, but hast fretted me in all these things; behold, therefore I also will recompense thy way upon thine head, saith the Lord GOD: and thou shalt not commit this lewdness above all thine abominations. «به این خاندان متمرد بگو که آیا معنی‌این چیزها را نمی دانید؟ بگو که اینک پادشاه بابل به اورشلیم آمده، پادشاه و سرورانش را گرفت وایشان را نزد خود به بابل برد. bible_en_fa Behold, every one that useth proverbs shall use this proverb against thee, saying, As is the mother, so is her daughter. و از ذریه ملوک گرفته، با او عهد بست و او را قسم داد و زورآوران زمین را برد. bible_en_fa Thou art thy mother's daughter, that lotheth her husband and her children; and thou art the sister of thy sisters, which lothed their husbands and their children: your mother was an Hittite, and your father an Amorite. تا آنکه مملکت پست شده، سربلند نکند اما عهد او را نگاه داشته، استواربماند. bible_en_fa And thine elder sister is Samaria, she and her daughters that dwell at thy left hand: and thy younger sister, that dwelleth at thy right hand, is Sodom and her daughters. و لیکن او از وی عاصی شده، ایلچیان خود را به مصر فرستاد تا اسبان و خلق بسیاری به او بدهند. آیا کسی‌که اینکارها را کرده باشد، کامیاب شود یا رهایی یابد؟ و یا کسی‌که عهد راشکسته است خلاصی خواهد یافت؟» bible_en_fa Yet hast thou not walked after their ways, nor done after their abominations: but, as if that were a very little thing, thou wast corrupted more than they in all thy ways. خداوند یهوه می‌گوید: «به حیات خودم قسم که البته در مکان آن پادشاه که او را به پادشاهی نصب کرد و او قسم وی را خوارشمرده، عهد او را شکست یعنی نزد وی در میان بابل خواهد مرد. bible_en_fa As I live, saith the Lord GOD, Sodom thy sister hath not done, she nor her daughters, as thou hast done, thou and thy daughters. و چون سنگرها بر پا سازند وبرجها بنا نمایند تا جانهای بسیاری را منقطع سازند، آنگاه فرعون با لشکر عظیم و گروه کثیر اورا در جنگ اعانت نخواهد کرد. bible_en_fa Behold, this was the iniquity of thy sister Sodom, pride, fulness of bread, and abundance of idleness was in her and in her daughters, neither did she strengthen the hand of the poor and needy. چونکه قسم راخوار شمرده، عهد را شکست و بعد از آنکه دست خود را داده بود همه اینکارها را بعمل آورد، پس رهایی نخواهی یافت.» bible_en_fa And they were haughty, and committed abomination before me: therefore I took them away as I saw good. بنابراین خداوند یهوه چنین می‌گوید: «به حیات خودم قسم که سوگند مرا که او خوار شمرده و عهد مراکه شکسته است البته آنها را بر سر او وارد خواهم آورد. bible_en_fa Neither hath Samaria committed half of thy sins; but thou hast multiplied thine abominations more than they, and hast justified thy sisters in all thine abominations which thou hast done. و دام خود را بر او خواهم گسترانید و اودر کمند من گرفتار خواهد شد و او را به بابل آورده، در آنجا بر وی درباره خیانتی که به من ورزیده است محاکمه خواهم نمود. bible_en_fa Thou also, which hast judged thy sisters, bear thine own shame for thy sins that thou hast committed more abominable than they: they are more righteous than thou: yea, be thou confounded also, and bear thy shame, in that thou hast justified thy sisters. و تمامی فراریانش با جمیع افواجش از شمشیر خواهندافتاد و بقیه ایشان بسوی هر باد پراکنده خواهندشد و خواهید دانست که من که یهوه می‌باشم این را گفته‌ام.» bible_en_fa When I shall bring again their captivity, the captivity of Sodom and her daughters, and the captivity of Samaria and her daughters, then will I bring again the captivity of thy captives in the midst of them: خداوند یهوه چنین می‌فرماید: «من سر بلندسرو آزاد را گرفته، آن را خواهم کاشت و از سراغصانش شاخه تازه کنده، آن را بر کوه بلند و رفیع غرس خواهم نمود. bible_en_fa That thou mayest bear thine own shame, and mayest be confounded in all that thou hast done, in that thou art a comfort unto them. آن را بر کوه بلند اسرائیل خواهم کاشت و آن شاخه‌ها رویانیده، میوه خواهد آورد. و سرو آزاد قشنگ خواهد شد که هر قسم مرغان بالدار زیر آن ساکن شده، در سایه شاخه هایش آشیانه خواهند گرفت.و تمامی در ختان صحرا خواهند دانست که من یهوه درخت بلند را پست می‌کنم و درخت پست رابلند می‌سازم و درخت سبز را خشک و درخت خشک را بارور می‌سازم. من که یهوه هستم این راگفته‌ام و بجا خواهم آورد.» bible_en_fa When thy sisters, Sodom and her daughters, shall return to their former estate, and Samaria and her daughters shall return to their former estate, then thou and thy daughters shall return to your former estate. و تمامی در ختان صحرا خواهند دانست که من یهوه درخت بلند را پست می‌کنم و درخت پست رابلند می‌سازم و درخت سبز را خشک و درخت خشک را بارور می‌سازم. من که یهوه هستم این راگفته‌ام و بجا خواهم آورد.» bible_en_fa For thy sister Sodom was not mentioned by thy mouth in the day of thy pride, و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa Before thy wickedness was discovered, as at the time of thy reproach of the daughters of Syria, and all that are round about her, the daughters of the Philistines, which despise thee round about. «شما چه‌کار دارید که این مثل رادرباره زمین اسرائیل می‌زنید و می‌گویید: پدران انگور ترش خوردند و دندانهای پسران کندگردید.» bible_en_fa Thou hast borne thy lewdness and thine abominations, saith the LORD. خداوند یهوه می‌گوید: «به حیات خودم قسم که بعد از این این مثل را در اسرائیل نخواهیدآورد. bible_en_fa For thus saith the Lord GOD; I will even deal with thee as thou hast done, which hast despised the oath in breaking the covenant. اینک همه جانها از آن منند چنانکه جان پدر است، همچنین جان پسر نیز، هردوی آنها ازآن من می‌باشند. هر کسی‌که گناه ورزد او خواهدمرد. bible_en_fa Nevertheless I will remember my covenant with thee in the days of thy youth, and I will establish unto thee an everlasting covenant. و اگر کسی عادل باشد و انصاف و عدالت رابعمل آورد، bible_en_fa Then thou shalt remember thy ways, and be ashamed, when thou shalt receive thy sisters, thine elder and thy younger: and I will give them unto thee for daughters, but not by thy covenant. و بر کوهها نخورد و چشمان خودرا بسوی بتهای خاندان اسرائیل برنیفرازد و زن همسایه خود را بی‌عصمت نکند و به زن حایض نزدیکی ننماید، bible_en_fa And I will establish my covenant with thee; and thou shalt know that I am the LORD: و بر کسی ظلم نکند و گروقرضدار را به او رد نماید و مال کسی را به غصب نبرد، بلکه نان خود را به گرسنگان بدهد وبرهنگان را به‌جامه بپوشاند، bible_en_fa That thou mayest remember, and be confounded, and never open thy mouth any more because of thy shame, when I am pacified toward thee for all that thou hast done, saith the Lord GOD. و نقد را به سودندهد و ربح نگیرد، بلکه دست خود را از ستم برداشته، انصاف حقیقی را در میان مردمان اجرادارد، bible_en_fa And the word of the LORD came unto me, saying, و به فرایض من سلوک نموده و احکام مرانگاه داشته، به راستی عمل نماید. خداوند یهوه می‌فرماید که آن شخص عادل است و البته زنده خواهد ماند. bible_en_fa Son of man, put forth a riddle, and speak a parable unto the house of Israel; «اما اگر او پسری ستم پیشه و خونریز تولیدنماید که یکی از این کارها را بعمل آورد، bible_en_fa And say, Thus saith the Lord GOD; A great eagle with great wings, longwinged, full of feathers, which had divers colours, came unto Lebanon, and took the highest branch of the cedar: وهیچکدام از آن اعمال نیکو را بعمل نیاورد بلکه برکوهها نیز بخورد و زن همسایه خود را بی‌عصمت سازد، bible_en_fa He cropped off the top of his young twigs, and carried it into a land of traffick; he set it in a city of merchants. و بر فقیران و مسکینان ظلم نموده، مال مردم را به غصب ببرد و گرو را پس ندهد، بلکه چشمان خود را بسوی بتها برافراشته، مرتکب رجاسات بشود، bible_en_fa He took also of the seed of the land, and planted it in a fruitful field; he placed it by great waters, and set it as a willow tree. و نقد را به سود داده، ربح گیرد، آیا او زنده خواهد ماند؟ البته او زنده نخواهد ماند و به‌سبب همه رجاساتی که بجاآورده است خواهد مرد و خونش بر سرش خواهد بود. bible_en_fa And it grew, and became a spreading vine of low stature, whose branches turned toward him, and the roots thereof were under him: so it became a vine, and brought forth branches, and shot forth sprigs. «و اگر پسری تولید نماید که تمامی گناهان را که پدرش بجا می‌آورد دیده، بترسد و مثل آنهاعمل ننماید، bible_en_fa There was also another great eagle with great wings and many feathers: and, behold, this vine did bend her roots toward him, and shot forth her branches toward him, that he might water it by the furrows of her plantation. و بر کوهها نخورد و چشمان خود را بسوی بتهای خاندان اسرائیل برنیفرازد وزن همسایه خویش را بی‌عصمت نکند، bible_en_fa It was planted in a good soil by great waters, that it might bring forth branches, and that it might bear fruit, that it might be a goodly vine. و برکسی ظلم نکند و گرو نگیرد و مال احدی را به غصب نبرد بلکه نان خود را به گرسنگان دهد وبرهنگان را به‌جامه پوشاند، bible_en_fa Say thou, Thus saith the Lord GOD; Shall it prosper? shall he not pull up the roots thereof, and cut off the fruit thereof, that it wither? it shall wither in all the leaves of her spring, even without great power or many people to pluck it up by the roots thereof. و دست خود را ازفقیران برداشته، سود و ربح نگیرد و احکام مرا بجاآورده، به فرایض من سلوک نماید، او به‌سبب گناه پدرش نخواهد مرد بلکه البته زنده خواهد ماند. bible_en_fa Yea, behold, being planted, shall it prosper? shall it not utterly wither, when the east wind toucheth it? it shall wither in the furrows where it grew. و اما پدرش چونکه با برادران خود به شدت ظلم نموده، مال ایشان را غصب نمود و اعمال شنیع را در میان قوم خود بعمل آورد او البته به‌سبب گناهانش خواهد مرد. bible_en_fa Moreover the word of the LORD came unto me, saying, «لیکن شما می‌گویید چرا چنین است؟ آیاپسر متحمل گناه پدرش نمی باشد؟ اگر پسرانصاف و عدالت را بجا آورده، تمامی فرایض مرانگاه دارد و به آنها عمل نماید، او البته زنده خواهد ماند. bible_en_fa Say now to the rebellious house, Know ye not what these things mean? tell them, Behold, the king of Babylon is come to Jerusalem, and hath taken the king thereof, and the princes thereof, and led them with him to Babylon; هر‌که گناه کند او خواهد مرد. پسر متحمل گناه پدرش نخواهد بود و پدرمتحمل گناه پسرش نخواهد بود. عدالت مردعادل بر خودش خواهد بود و شرارت مرد شریربر خودش خواهد بود. bible_en_fa And hath taken of the king's seed, and made a covenant with him, and hath taken an oath of him: he hath also taken the mighty of the land: «و اگر مرد شریر از همه گناهانی که ورزیده باشد بازگشت نماید و جمیع فرایض مرا نگاه داشته، انصاف و عدالت را بجا آورد او البته زنده مانده نخواهد مرد. bible_en_fa That the kingdom might be base, that it might not lift itself up, but that by keeping of his covenant it might stand. تمامی تقصیرهایی که کرده باشد به ضد او به یاد آورده نخواهد شد بلکه در عدالتی که کرده باشد زنده خواهد ماند.» bible_en_fa But he rebelled against him in sending his ambassadors into Egypt, that they might give him horses and much people. Shall he prosper? shall he escape that doeth such things? or shall he break the covenant, and be delivered? خداوند یهوه می‌فرماید: «آیا من از مردن مرد شریر مسرور می‌باشم؟ نی بلکه از اینکه ازرفتار خود بازگشت نموده، زنده ماند. bible_en_fa As I live, saith the Lord GOD, surely in the place where the king dwelleth that made him king, whose oath he despised, and whose covenant he brake, even with him in the midst of Babylon he shall die. و اگرمرد عادل از عدالتش برگردد و ظلم نموده، موافق همه رجاساتی که شریران می‌کنند عمل نماید آیااو زنده خواهد ماند؟ نی بلکه تمامی عدالت او که کرده است به یاد آورده نخواهد شد و در خیانتی که نموده و در گناهی که ورزیده است خواهدمرد. bible_en_fa Neither shall Pharaoh with his mighty army and great company make for him in the war, by casting up mounts, and building forts, to cut off many persons: «اما شما می‌گویید که طریق خداوندموزون نیست. پس حال‌ای خاندان اسرائیل بشنوید: آیا طریق من غیر موزون است و آیاطریق شما غیر موزون نیست؟ bible_en_fa Seeing he despised the oath by breaking the covenant, when, lo, he had given his hand, and hath done all these things, he shall not escape. چونکه مردعادل از عدالتش برگردد و ظلم کند در آن خواهدمرد. به‌سبب ظلمی که کرده است خواهد مرد. bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD; As I live, surely mine oath that he hath despised, and my covenant that he hath broken, even it will I recompense upon his own head. و چون مرد شریر را از شرارتی که کرده است بازگشت نماید و انصاف و عدالت را بجا آورد، جان خود را زنده نگاه خواهد داشت. bible_en_fa And I will spread my net upon him, and he shall be taken in my snare, and I will bring him to Babylon, and will plead with him there for his trespass that he hath trespassed against me. چونکه تعقل نموده، از تمامی تقصیرهایی که کرده بودبازگشت کرد البته زنده خواهد ماند و نخواهدمرد. bible_en_fa And all his fugitives with all his bands shall fall by the sword, and they that remain shall be scattered toward all winds: and ye shall know that I the LORD have spoken it. لیکن شما‌ای خاندان اسرائیل می‌گوییدکه طریق خداوند موزون نیست. ای خاندان اسرائیل آیا طریق من غیر موزون است و آیاطریق شما غیر موزون نیست؟» bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; I will also take of the highest branch of the high cedar, and will set it; I will crop off from the top of his young twigs a tender one, and will plant it upon an high mountain and eminent: بنابراین خداوند یهوه می‌گوید: «ای خاندان اسرائیل من برهریک از شما موافق رفتارش داوری خواهم نمود. پس توبه کنید و از همه تقصیرهای خودبازگشت نمایید تا گناه موجب هلاکت شما نشود. bible_en_fa In the mountain of the height of Israel will I plant it: and it shall bring forth boughs, and bear fruit, and be a goodly cedar: and under it shall dwell all fowl of every wing; in the shadow of the branches thereof shall they dwell. تمامی تقصیرهای خویش را که مرتکب آنها شده‌اید از خود دور اندازید و دل تازه و روح تازه‌ای برای خود ایجاد کنید. زیرا که‌ای خاندان اسرائیل برای چه بمیرید؟زیرا خداوند یهوه می‌گوید: من از مرگ آنکس که می‌میرد مسرورنمی باشم. پس بازگشت نموده، زنده مانید.» bible_en_fa And all the trees of the field shall know that I the LORD have brought down the high tree, have exalted the low tree, have dried up the green tree, and have made the dry tree to flourish: I the LORD have brought down the high tree, have exalted the low tree, have dried up the green tree, and have made the dry tree to flourish: I the LORD have spoken and have done it. زیرا خداوند یهوه می‌گوید: من از مرگ آنکس که می‌میرد مسرورنمی باشم. پس بازگشت نموده، زنده مانید.» bible_en_fa The word of the LORD came unto me again, saying, «پس تو این مرثیه را برای سروران اسرائیل بخوان bible_en_fa What mean ye, that ye use this proverb concerning the land of Israel, saying, The fathers have eaten sour grapes, and the children's teeth are set on edge? و بگو: مادر تو چه بود. او در میان شیران شیر ماده می‌خوابید وبچه های خود را در میان شیران ژیان می‌پرورد. bible_en_fa As I live, saith the Lord GOD, ye shall not have occasion any more to use this proverb in Israel. و یکی از بچه های خود را تربیت نمود که شیرژیان گردید و به دریدن شکار آموخته شد ومردمان را خورد. bible_en_fa Behold, all souls are mine; as the soul of the father, so also the soul of the son is mine: the soul that sinneth, it shall die. و چون امت‌ها خبر او راشنیدند، در حفره ایشان گرفتار گردید و او را درغلها به زمین مصر بردند. bible_en_fa But if a man be just, and do that which is lawful and right, و چون مادرش دید که بعد از انتظار کشیدن امیدش بریده شد، پس ازبچه هایش دیگری را گرفته، او را شیری ژیان ساخت. bible_en_fa And hath not eaten upon the mountains, neither hath lifted up his eyes to the idols of the house of Israel, neither hath defiled his neighbour's wife, neither hath come near to a menstruous woman, و او در میان شیران گردش کرده، شیرژیان گردید و به دریدن شکار آموخته شده، مردمان را خورد. bible_en_fa And hath not oppressed any, but hath restored to the debtor his pledge, hath spoiled none by violence, hath given his bread to the hungry, and hath covered the naked with a garment; و قصرهای ایشان را ویران وشهرهای ایشان را خراب نمود و زمین و هرچه درآن بود از آواز غرش او تهی گردید. bible_en_fa He that hath not given forth upon usury, neither hath taken any increase, that hath withdrawn his hand from iniquity, hath executed true judgment between man and man, و امت‌ها ازکشورها از هر طرف بر او هجوم آورده، دام خودرا بر او گسترانیدند که به حفره ایشان گرفتار شد. bible_en_fa Hath walked in my statutes, and hath kept my judgments, to deal truly; he is just, he shall surely live, saith the Lord GOD. و او را در غلها کشیده، در قفس گذاشتند و نزدپادشاه بابل بردند واو را در قلعه‌ای نهادند تا آوازاو دیگر بر کوههای اسرائیل مسموع نشود. bible_en_fa If he beget a son that is a robber, a shedder of blood, and that doeth the like to any one of these things, «مادر تو مثل درخت مو مانند خودت نزدآبها غرس شده، به‌سبب آبهای بسیار میوه آورد و شاخه بسیار داشت. bible_en_fa And that doeth not any of those duties, but even hath eaten upon the mountains, and defiled his neighbour's wife, و شاخه های قوی برای عصاهای سلاطین داشت. و قد آن در میان شاخه های پر برگ به حدی بلند شد که از کثرت اغصانش ارتفاعش نمایان گردید. bible_en_fa Hath oppressed the poor and needy, hath spoiled by violence, hath not restored the pledge, and hath lifted up his eyes to the idols, hath committed abomination, اما به غضب کنده و به زمین انداخته شد. و باد شرقی میوه‌اش را خشک ساخت و شاخه های قویش شکسته وخشک گردیده، آتش آنها را سوزانید. bible_en_fa Hath given forth upon usury, and hath taken increase: shall he then live? he shall not live: he hath done all these abominations; he shall surely die; his blood shall be upon him. و الان در بیابان در زمین خشک و تشنه مغروس است.و آتش از عصاهای شاخه هایش بیرون آمده، میوه‌اش را سوزانید. به نوعی که یک شاخه قوی برای عصای سلاطین نمانده است. این مرثیه است و مرثیه خواهد بود.» bible_en_fa Now, lo, if he beget a son, that seeth all his father's sins which he hath done, and considereth, and doeth not such like, و آتش از عصاهای شاخه هایش بیرون آمده، میوه‌اش را سوزانید. به نوعی که یک شاخه قوی برای عصای سلاطین نمانده است. این مرثیه است و مرثیه خواهد بود.» bible_en_fa That hath not eaten upon the mountains, neither hath lifted up his eyes to the idols of the house of Israel, hath not defiled his neighbour's wife, و در روز دهم ماه پنجم از سال هفتم بعضی از مشایخ اسرائیل به جهت طلبیدن خداوند آمدند و پیش من نشستند. bible_en_fa Neither hath oppressed any, hath not withholden the pledge, neither hath spoiled by violence, but hath given his bread to the hungry, and hath covered the naked with a garment, آنگاه کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa That hath taken off his hand from the poor, that hath not received usury nor increase, hath executed my judgments, hath walked in my statutes; he shall not die for the iniquity of his father, he shall surely live. «ای پسر انسان مشایخ اسرائیل را خطاب کرده، به ایشان بگو: خداوند یهوه چنین می‌فرماید: آیاشما برای طلبیدن من آمدید؟ خداوند یهوه می‌گوید: به حیات خودم قسم که از شما طلبیده نخواهم شد. bible_en_fa As for his father, because he cruelly oppressed, spoiled his brother by violence, and did that which is not good among his people, lo, even he shall die in his iniquity. ‌ای پسر انسان آیا بر ایشان حکم خواهی کرد؟ آیا بر ایشان حکم خواهی کرد؟ پس رجاسات پدران ایشان را بدیشان بفهمان. bible_en_fa Yet say ye, Why? doth not the son bear the iniquity of the father? When the son hath done that which is lawful and right, and hath kept all my statutes, and hath done them, he shall surely live. وبه ایشان بگو: خداوند یهوه چنین می‌فرماید درروزی که اسرائیل را برگزیدم و دست خود رابرای ذریت خاندان یعقوب برافراشتم و خود را به ایشان در زمین مصر معروف ساختم و دست خودرا برای ایشان برافراشته، گفتم: من یهوه خدای شما هستم، bible_en_fa The soul that sinneth, it shall die. The son shall not bear the iniquity of the father, neither shall the father bear the iniquity of the son: the righteousness of the righteous shall be upon him, and the wickedness of the wicked shall be upon him. در همان روز دست خود را برای ایشان برافراشتم که ایشان را از زمین مصر به زمینی که برای ایشان بازدید کرده بودم بیرون آورم. زمینی که به شیر و شهد جاری است و فخرهمه زمینها می‌باشد. bible_en_fa But if the wicked will turn from all his sins that he hath committed, and keep all my statutes, and do that which is lawful and right, he shall surely live, he shall not die. و به ایشان گفتم: هر کس ازشما رجاسات چشمان خود را دور کند وخویشتن را به بتهای مصر نجس نسازد، زیرا که من یهوه خدای شما هستم. bible_en_fa All his transgressions that he hath committed, they shall not be mentioned unto him: in his righteousness that he hath done he shall live. اما ایشان از من عاصی شده، نخواستند که به من گوش گیرند. وهر کس از ایشان رجاسات چشمان خود را دورنکرد و بتهای مصر را ترک ننمود. آنگاه گفتم که خشم خود را بر ایشان خواهم ریخت و غضب خویش را در میان زمین مصر بر ایشان به اتمام خواهم رسانید. bible_en_fa Have I any pleasure at all that the wicked should die? saith the Lord GOD: and not that he should return from his ways, and live? لیکن محض خاطر اسم خودعمل نمودم تا آن در نظر امت هایی که ایشان درمیان آنها بودند و در نظر آنها خود را به بیرون آوردن ایشان از زمین مصر، به ایشان شناسانیدم، بی‌حرمت نشود. bible_en_fa But when the righteous turneth away from his righteousness, and committeth iniquity, and doeth according to all the abominations that the wicked man doeth, shall he live? All his righteousness that he hath done shall not be mentioned: in his trespass that he hath trespassed, and in his sin that he hath sinned, in them shall he die. پس ایشان را از زمین مصربیرون آورده، به بیابان رسانیدم. bible_en_fa Yet ye say, The way of the Lord is not equal. Hear now, O house of Israel; Is not my way equal? are not your ways unequal? و فرایض خویش را به ایشان دادم و احکام خود را که هر‌که به آنها عمل نماید به آنها زنده خواهد ماند، به ایشان تعلیم دادم. bible_en_fa When a righteous man turneth away from his righteousness, and committeth iniquity, and dieth in them; for his iniquity that he hath done shall he die. و نیز سبت های خود را به ایشان عطا فرمودم تا علامتی در میان من و ایشان بشود و بدانند که من یهوه هستم که ایشان راتقدیس می‌نمایم. bible_en_fa Again, when the wicked man turneth away from his wickedness that he hath committed, and doeth that which is lawful and right, he shall save his soul alive. «لیکن خاندان اسرائیل در بیابان از من عاصی شده، در فرایض من سلوک ننمودند. واحکام مرا که هر‌که به آنها عمل نماید از آنها زنده ماند، خوار شمردند و سبت هایم را بسیاربی حرمت نمودند. آنگاه گفتم که خشم خود را بر ایشان ریخته، ایشان را در بیابان هلاک خواهم ساخت. bible_en_fa Because he considereth, and turneth away from all his transgressions that he hath committed, he shall surely live, he shall not die. لیکن محض خاطر اسم خود عمل نمودم تا آن به نظر امت هایی که ایشان را به حضور آنها بیرون آوردم بی‌حرمت نشود. bible_en_fa Yet saith the house of Israel, The way of the Lord is not equal. O house of Israel, are not my ways equal? are not your ways unequal? ومن نیز دست خود را برای ایشان در بیابان برافراشتم که ایشان را به زمینی که به ایشان داده بودم، داخل نسازم. زمینی که به شیر و شهدجاری است و فخر تمامی زمینها می‌باشد. bible_en_fa Therefore I will judge you, O house of Israel, every one according to his ways, saith the Lord GOD. Repent, and turn yourselves from all your transgressions; so iniquity shall not be your ruin. زیرا که احکام مرا خوار شمردند وبه فرایضم سلوک ننمودند و سبت های مرا بی‌حرمت ساختند، چونکه دل ایشان به بتهای خود مایل می‌بود. bible_en_fa Cast away from you all your transgressions, whereby ye have transgressed; and make you a new heart and a new spirit: for why will ye die, O house of Israel? لیکن خشم من بر ایشان رقت نموده، ایشان را هلاک نساختم و ایشان را در بیابان، نابودننمودم. bible_en_fa For I have no pleasure in the death of him that dieth, saith the Lord GOD: wherefore turn yourselves, and live ye. و به پسران ایشان در بیابان گفتم: به فرایض پدران خود سلوک منمایید و احکام ایشان را نگاه مدارید و خویشتن را به بتهای ایشان نجس مسازید. bible_en_fa Moreover take thou up a lamentation for the princes of Israel, من یهوه خدای شما هستم. پس به فرایض من سلوک نمایید و احکام مرا نگاه داشته، آنها را بجا آورید. bible_en_fa And say, What is thy mother? A lioness: she lay down among lions, she nourished her whelps among young lions. و سبت های مراتقدیس نمایید تا در میان من و شما علامتی باشدو بدانید که من یهوه خدای شما هستم. bible_en_fa And she brought up one of her whelps: it became a young lion, and it learned to catch the prey; it devoured men. «لیکن پسران از من عاصی شده، به فرایض من سلوک ننمودند و احکام مرا که هر‌که آنها رابجا آورد از آنها زنده خواهد ماند، نگاه نداشتند وبه آنها عمل ننمودند و سبت های مرا بی‌حرمت ساختند. آنگاه گفتم که خشم خود را بر ایشان ریخته، غضب خویش را بر ایشان در بیابان به اتمام خواهم رسانید. bible_en_fa The nations also heard of him; he was taken in their pit, and they brought him with chains unto the land of Egypt. لیکن دست خود رابرگردانیده، محض خاطر اسم خود عمل نمودم تا آن به نظر امت هایی که ایشان را به حضور آنها بیرون آوردم بی‌حرمت نشود. bible_en_fa Now when she saw that she had waited, and her hope was lost, then she took another of her whelps, and made him a young lion. و من نیز دست خود را برای ایشان در بیابان برافراشتم که ایشان را در میان امت‌ها پراکنده نمایم و ایشان را درکشورها متفرق سازم. bible_en_fa And he went up and down among the lions, he became a young lion, and learned to catch the prey, and devoured men. زیرا که احکام مرا بجانیاوردند و فرایض مرا خوار شمردند و سبت های مرا بی‌حرمت ساختند و چشمان ایشان بسوی بتهای پدران ایشان نگران می‌بود. bible_en_fa And he knew their desolate palaces, and he laid waste their cities; and the land was desolate, and the fulness thereof, by the noise of his roaring. بنابراین من نیز فرایضی را که نیکو نبود و احکامی را که از آنهازنده نمانند به ایشان دادم. bible_en_fa Then the nations set against him on every side from the provinces, and spread their net over him: he was taken in their pit. و ایشان را به هدایای ایشان که هر کس را که رحم را می‌گشوداز آتش می‌گذرانیدند، نجس ساختم تا ایشان راتباه سازم و بدانند که من یهوه هستم. bible_en_fa And they put him in ward in chains, and brought him to the king of Babylon: they brought him into holds, that his voice should no more be heard upon the mountains of Israel. «بنابراین‌ای پسر انسان خاندان اسرائیل راخطاب کرده، به ایشان بگو: خداوند یهوه چنین می‌فرماید: در این دفعه نیز پدران شما خیانت کرده، به من کفر ورزیدند. bible_en_fa Thy mother is like a vine in thy blood, planted by the waters: she was fruitful and full of branches by reason of many waters. زیرا که چون ایشان را به زمینی که دست خود را برافراشته بودم که آن را به ایشان بدهم در‌آوردم، آنگاه به هر تل بلند وهر درخت کشن نظر انداختند و ذبایح خود را درآنجا ذبح نمودند و قربانی های غضب انگیزخویش را گذرانیدند. و در آنجا هدایای خوشبوی خود را آوردند و در آنجا هدایای ریختنی خود را ریختند. bible_en_fa And she had strong rods for the sceptres of them that bare rule, and her stature was exalted among the thick branches, and she appeared in her height with the multitude of her branches. و به ایشان گفتم: این مکان بلند که شما به آن می‌روید چیست؟ پس اسم آن تا امروز بامه خوانده می‌شود. bible_en_fa But she was plucked up in fury, she was cast down to the ground, and the east wind dried up her fruit: her strong rods were broken and withered; the fire consumed them. «بنابراین به خاندان اسرائیل بگو: خداوندیهوه چنین می‌فرماید: آیا شما به رفتار پدران خود خویشتن را نجس می‌سازید و رجاسات ایشان را پیروی نموده، زنا می‌کنید؟ bible_en_fa And now she is planted in the wilderness, in a dry and thirsty ground. و هدایای خود را آورده، پسران خویش را از آتش می‌گذرانید و خویشتن را از تمامی بتهای خود تاامروز نجس می‌سازید؟ پس‌ای خاندان اسرائیل آیا من از شما طلبیده بشوم؟ خداوند یهوه می‌فرماید به حیات خودم قسم که از شما طلبیده نخواهم شد. bible_en_fa And fire is gone out of a rod of her branches, which hath devoured her fruit, so that she hath no strong rod to be a sceptre to rule. This is a lamentation, and shall be for a lamentation. و آنچه به‌خاطر شما خطورمی کند هرگز واقع نخواهد شد که خیال می‌کنید. مثل امت‌ها و مانند قبایل کشورها گردیده، (بتهای ) چوب و سنگ را عبادت خواهید نمود. bible_en_fa And it came to pass in the seventh year, in the fifth month, the tenth day of the month, that certain of the elders of Israel came to inquire of the LORD, and sat before me. زیرا خداوند یهوه می‌فرماید: به حیات خودم قسم که هرآینه با دست قوی و بازوی برافراشته وخشم ریخته شده بر شما سلطنت خواهم نمود. bible_en_fa Then came the word of the LORD unto me, saying, و شما را از میان امت‌ها بیرون آورده، به‌دست قوی و بازوی برافراشته و خشم ریخته شده اززمینهایی که در آنها پراکنده شده‌اید جمع خواهم نمود. bible_en_fa Son of man, speak unto the elders of Israel, and say unto them, Thus saith the Lord GOD; Are ye come to inquire of me? As I live, saith the Lord GOD, I will not be inquired of by you. و شما را به بیابان امت‌ها در‌آورده، درآنجا بر شما روبرو داوری خواهم نمود. bible_en_fa Wilt thou judge them, son of man, wilt thou judge them? cause them to know the abominations of their fathers: وخداوند یهوه می‌گوید: چنانکه بر پدران شما دربیابان زمین مصر داوری نمودم، همچنین بر شماداوری خواهم نمود. bible_en_fa And say unto them, Thus saith the Lord GOD; In the day when I chose Israel, and lifted up mine hand unto the seed of the house of Jacob, and made myself known unto them in the land of Egypt, when I lifted up mine hand unto them, saying, I am the LORD your God; و شما را زیر عصاگذرانیده، به بند عهد درخواهم آورد. bible_en_fa In the day that I lifted up mine hand unto them, to bring them forth of the land of Egypt into a land that I had espied for them, flowing with milk and honey, which is the glory of all lands: و آنانی را که متمرد شده و از من عاصی گردیده‌اند، ازمیان شما جدا خواهم نمود و ایشان را از زمین غربت ایشان بیرون خواهم آورد. لیکن به زمین اسرائیل داخل نخواهند شد و خواهید دانست که من یهوه هستم.» bible_en_fa Then said I unto them, Cast ye away every man the abominations of his eyes, and defile not yourselves with the idols of Egypt: I am the LORD your God. اما به شما‌ای خاندان اسرائیل خداوند یهوه چنین می‌گوید: «همه شما نزدبتهای خود رفته، آنها را عبادت کنید. لیکن بعد ازاین البته مرا گوش خواهید داد. و اسم قدوس مرا دیگر با هدایا و بتهای خود بی‌عصمت نخواهیدساخت. bible_en_fa But they rebelled against me, and would not hearken unto me: they did not every man cast away the abominations of their eyes, neither did they forsake the idols of Egypt: then I said, I will pour out my fury upon them to accomplish my anger against them in the midst of the land of Egypt. زیرا خداوند یهوه می‌فرماید: در کوه مقدس من بر کوه بلند اسرائیل تمام خاندان اسرائیل جمیع در آنجا مرا عبادت خواهند کردو در آنجا از ایشان راضی شده، ذبایح جنبانیدنی شما و نوبرهای هدایای شما را با تمامی موقوفات شما خواهم طلبید. bible_en_fa But I wrought for my name's sake, that it should not be polluted before the heathen, among whom they were, in whose sight I made myself known unto them, in bringing them forth out of the land of Egypt. و چون شما را ازامت‌ها بیرون آورم و شما را از زمینهایی که درآنها پراکنده شده‌اید جمع نمایم، آنگاه هدایای خوشبوی شما را از شما قبول خواهم کرد و به نظر امت‌ها در میان شما تقدیس کرده خواهم شد. bible_en_fa Wherefore I caused them to go forth out of the land of Egypt, and brought them into the wilderness. و چون شما را به زمین اسرائیل یعنی به زمینی که درباره‌اش دست خود را برافراشتم که آن را به پدران شما بدهم بیاورم، آنگاه خواهید دانست که من یهوه هستم. bible_en_fa And I gave them my statutes, and shewed them my judgments, which if a man do, he shall even live in them. و در آنجا طریق های خود وتمامی اعمال خویش را که خویشتن را به آنهانجس ساخته‌اید، به یاد خواهید آورد. و از همه اعمال قبیح که کرده‌اید، خویشتن را به نظر خودمکروه خواهید داشت. bible_en_fa Moreover also I gave them my sabbaths, to be a sign between me and them, that they might know that I am the LORD that sanctify them. و‌ای خاندان اسرائیل خداوند یهوه می‌فرماید: هنگامی که با شمامحض خاطر اسم خود و نه به سزای رفتار قبیح شما و نه موافق اعمال فاسد شما عمل نموده باشم، آنگاه خواهید دانست که من یهوه هستم.» bible_en_fa But the house of Israel rebelled against me in the wilderness: they walked not in my statutes, and they despised my judgments, which if a man do, he shall even live in them; and my sabbaths they greatly polluted: then I said, I would pour out my fury upon them in the wilderness, to consume them. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa But I wrought for my name's sake, that it should not be polluted before the heathen, in whose sight I brought them out. «ای پسر انسان روی خود را بسوی جنوب متوجه ساز و به سمت جنوب تکلم نما و برجنگل صحرای جنوب نبوت کن. bible_en_fa Yet also I lifted up my hand unto them in the wilderness, that I would not bring them into the land which I had given them, flowing with milk and honey, which is the glory of all lands; و به آن جنگل جنوب بگو: کلام خداوند را بشنو. خداوند یهوه چنین می‌فرماید: اینک من آتشی درتو می‌افروزم که هر درخت سبز و هر درخت خشک را در تو خواهد سوزانید. و لهیب ملتهب آن خاموش نخواهد شد و همه رویها از جنوب تا شمال از آن سوخته خواهد شد. bible_en_fa Because they despised my judgments, and walked not in my statutes, but polluted my sabbaths: for their heart went after their idols. و تمامی بشرخواهند فهمید که من یهوه آن را افروخته‌ام تاخاموشی نپذیرد.»و من گفتم: «آه‌ای خداوند یهوه ایشان درباره من می‌گویند آیا او مثلها نمی آورد؟» bible_en_fa Nevertheless mine eye spared them from destroying them, neither did I make an end of them in the wilderness. و من گفتم: «آه‌ای خداوند یهوه ایشان درباره من می‌گویند آیا او مثلها نمی آورد؟» bible_en_fa But I said unto their children in the wilderness, Walk ye not in the statutes of your fathers, neither observe their judgments, nor defile yourselves with their idols: و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa I am the LORD your God; walk in my statutes, and keep my judgments, and do them; «ای پسر انسان روی خود را بسوی اورشلیم بدار و به مکان های بلند مقدس تکلم نما. و به زمین اسرائیل نبوت کن. bible_en_fa And hallow my sabbaths; and they shall be a sign between me and you, that ye may know that I am the LORD your God. و به زمین اسرائیل بگو: خداوند چنین می‌فرماید: اینک من به ضد توهستم. و شمشیر خود را از غلافش کشیده، عادلان و شریران را از میان تو منقطع خواهم ساخت. bible_en_fa Notwithstanding the children rebelled against me: they walked not in my statutes, neither kept my judgments to do them, which if a man do, he shall even live in them; they polluted my sabbaths: then I said, I would pour out my fury upon them, to accomplish my anger against them in the wilderness. و چونکه عادلان و شریران را از میان تومنقطع می‌سازم، بنابراین شمشیر من بر تمامی بشر از جنوب تا شمال از غلافش بیرون خواهدآمد. bible_en_fa Nevertheless I withdrew mine hand, and wrought for my name's sake, that it should not be polluted in the sight of the heathen, in whose sight I brought them forth. و تمامی بشر خواهند فهمید که من یهوه شمشیر خود را از غلافش بیرون کشیدم تا باز به آن برنگردد. bible_en_fa I lifted up mine hand unto them also in the wilderness, that I would scatter them among the heathen, and disperse them through the countries; پس تو‌ای پسر انسان آه بکش! باشکستگی کمر و مرارت سخت به نظر ایشان آه بکش. bible_en_fa Because they had not executed my judgments, but had despised my statutes, and had polluted my sabbaths, and their eyes were after their fathers' idols. و اگر به تو گویند که چرا آه می‌کشی؟ بگو: به‌سبب آوازه‌ای که می‌آید. زیرا که همه دلهاگداخته و تمامی دستها سست گردیده و همه جانها کاهیده و جمیع زانوها مثل آب بیتاب خواهد شد. خداوند یهوه می‌گوید: همانا آن می‌آید و به وقوع خواهد پیوست.» bible_en_fa Wherefore I gave them also statutes that were not good, and judgments whereby they should not live; و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa And I polluted them in their own gifts, in that they caused to pass through the fire all that openeth the womb, that I might make them desolate, to the end that they might know that I am the LORD. «ای پسر انسان نبوت کرده، بگو: خداوند چنین می‌فرماید: بگو که شمشیر، شمشیر تیز شده و نیزصیقلی گردیده است. bible_en_fa Therefore, son of man, speak unto the house of Israel, and say unto them, Thus saith the Lord GOD; Yet in this your fathers have blasphemed me, in that they have committed a trespass against me. تیز شده است تا کشتارنماید و صیقلی گردیده تا براق شود. پس آیا ما شادی نماییم؟ عصای پسر من همه درختان راخوار می‌شمارد. bible_en_fa For when I had brought them into the land, for the which I lifted up mine hand to give it to them, then they saw every high hill, and all the thick trees, and they offered there their sacrifices, and there they presented the provocation of their offering: there also they made their sweet savour, and poured out there their drink offerings. و آن برای صیقلی شدن داده شد تا آن را به‌دست گیرند. و این شمشیر تیز شده و صیقلی گردیده است تا به‌دست قاتل داده شود. bible_en_fa Then I said unto them, What is the high place whereunto ye go? And the name thereof is called Bamah unto this day. ‌ای پسر انسان فریاد برآور و ولوله نما زیرا که این بر قوم من و بر جمیع سروران اسرائیل واردمی آید. ترسها به‌سبب شمشیر بر قوم من عارض شده است. لهذا بر ران خود دست بزن. bible_en_fa Wherefore say unto the house of Israel, Thus saith the Lord GOD; Are ye polluted after the manner of your fathers? and commit ye whoredom after their abominations? زیرا که امتحان است. و چه خواهد بود اگر عصایی که (دیگران را) خوار می‌شمارد، دیگر نباشد. قول خداوند یهوه این است: bible_en_fa For when ye offer your gifts, when ye make your sons to pass through the fire, ye pollute yourselves with all your idols, even unto this day: and shall I be inquired of by you, O house of Israel? As I live, saith the Lord GOD, I will not be inquired of by you. و تو‌ای پسر انسان نبوت کن و دستهای خود را بهم بزن و شمشیردفعه سوم تکرار بشود. شمشیر مقتولان است. شمشیر آن مقتول عظیم که ایشان را احاطه می‌کند. bible_en_fa And that which cometh into your mind shall not be at all, that ye say, We will be as the heathen, as the families of the countries, to serve wood and stone. شمشیر برنده‌ای به ضد همه دروازه های ایشان قرار دادم تا دلها گداخته شود وهلاکت‌ها زیاده شود. آه (شمشیر) براق گردیده وبرای کشتار تیز شده است. bible_en_fa As I live, saith the Lord GOD, surely with a mighty hand, and with a stretched out arm, and with fury poured out, will I rule over you: جمع شده، به‌جانب راست برو و آراسته گردیده، به‌جانب چپ توجه نما. بهر طرف که رخسارهایت متوجه می‌باشد. bible_en_fa And I will bring you out from the people, and will gather you out of the countries wherein ye are scattered, with a mighty hand, and with a stretched out arm, and with fury poured out. و من نیز دستهای خود را بهم خواهم زد و حدت خشم خویش را ساکن خواهم گردانید. من یهوه هستم که تکلم نموده‌ام.» bible_en_fa And I will bring you into the wilderness of the people, and there will I plead with you face to face. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa Like as I pleaded with your fathers in the wilderness of the land of Egypt, so will I plead with you, saith the Lord GOD. «وتو‌ای پسر انسان دو راه به جهت خود تعیین نما تاشمشیر پادشاه بابل از آنها بیاید. هر دوی آنها ازیک زمین بیرون می‌آید. و علامتی بر پا کن. آن رابر سر راه شهر بر پا نما. bible_en_fa And I will cause you to pass under the rod, and I will bring you into the bond of the covenant: راهی تعیین نما تاشمشیر به ربه بنی عمون و به یهودا در اورشلیم منیع بیاید. bible_en_fa And I will purge out from among you the rebels, and them that transgress against me: I will bring them forth out of the country where they sojourn, and they shall not enter into the land of Israel: and ye shall know that I am the LORD. زیرا که پادشاه بابل بر شاهراه، به‌سر دو راه ایستاده است تا تفال زند و تیرها را بهم زده، از ترافیم سوال می‌کند و به جگر می‌نگرد. bible_en_fa As for you, O house of Israel, thus saith the Lord GOD; Go ye, serve ye every one his idols, and hereafter also, if ye will not hearken unto me: but pollute ye my holy name no more with your gifts, and with your idols. به‌دست راستش تفال اورشلیم است تامنجنیقها بر پا کند و دهان را برای کشتار بگشایدو آواز را به گلبانگ بلند نماید و منجنیقها بردروازه‌ها بر پا کند و سنگرها بسازد و برجها بنانماید. bible_en_fa For in mine holy mountain, in the mountain of the height of Israel, saith the Lord GOD, there shall all the house of Israel, all of them in the land, serve me: there will I accept them, and there will I require your offerings, and the firstfruits of your oblations, with all your holy things. لیکن در نظر ایشان که قسم برای آنهاخورده‌اند، تفال باطل می‌نماید. و او گناه ایشان رابه یاد می‌آورد تا گرفتار شوند.» bible_en_fa I will accept you with your sweet savour, when I bring you out from the people, and gather you out of the countries wherein ye have been scattered; and I will be sanctified in you before the heathen. بنابراین خداوند یهوه چنین می‌گوید: «چونکه شما تقصیرهای خویش را منکشف ساخته و خطایای خود را در همه اعمال خویش ظاهر نموده، عصیان خود را یاد آورانیدید، پس چون به یاد آورده شدید دستگیر خواهید شد. bible_en_fa And ye shall know that I am the LORD, when I shall bring you into the land of Israel, into the country for the which I lifted up mine hand to give it to your fathers. و تو‌ای رئیس شریر اسرائیل که به زخم مهلک مجروح شده‌ای و اجل تو در زمان عقوبت آخررسیده است، bible_en_fa And there shall ye remember your ways, and all your doings, wherein ye have been defiled; and ye shall lothe yourselves in your own sight for all your evils that ye have committed. خداوند یهوه چنین می‌گوید: عمامه را دور کن و تاج را بردار. چنین نخواهدماند. آنچه را که پست است بلند نما و آنچه را که بلند است پست کن. bible_en_fa And ye shall know that I am the LORD, when I have wrought with you for my name's sake, not according to your wicked ways, nor according to your corrupt doings, O ye house of Israel, saith the Lord GOD. و من آن را سرنگون، سرنگون، سرنگون خواهم ساخت. و این دیگرواقع نخواهد شد تا آنکس بیاید که حق اومی باشد. و من آن را به وی عطا خواهم نمود. bible_en_fa Moreover the word of the LORD came unto me, saying, «و تو‌ای پسر انسان نبوت کرده، بگو: خداوند یهوه درباره بنی عمون و سرزنش ایشان چنین می‌فرماید: بگو که شمشیر، شمشیر برای کشتار کشیده شده است و به غایت صیقلی گردیده تا براق بشود. bible_en_fa Son of man, set thy face toward the south, and drop thy word toward the south, and prophesy against the forest of the south field; چونکه برای تو رویای باطل دیده‌اند و برای تو تفال دروغ زده‌اند تا تو رابر گردنهای مقتولان شریر بگذارند که اجل ایشان در زمان عقوبت آخر رسیده است. bible_en_fa And say to the forest of the south, Hear the word of the LORD; Thus saith the Lord GOD; Behold, I will kindle a fire in thee, and it shall devour every green tree in thee, and every dry tree: the flaming flame shall not be quenched, and all faces from the south to the north shall be burned therein. لهذا آن رابه غلافش برگردان و بر تو در مکانی که آفریده شده‌ای و در زمینی که تولد یافته‌ای داوری خواهم نمود. bible_en_fa And all flesh shall see that I the LORD have kindled it: it shall not be quenched. و خشم خود را بر تو خواهم ریخت و آتش غیظ خود را بر تو خواهم دمید. وتو را به‌دست مردان وحشی که برای هلاک نمودن چالاکند تسلیم خواهم نمود.و تو برای آتش هیزم خواهی شد و خونت در آن زمین خواهدماند. پس به یاد آورده نخواهی شد زیرا من که یهوه هستم تکلم نموده‌ام.» bible_en_fa Then said I, Ah Lord GOD! they say of me, Doth he not speak parables? و تو برای آتش هیزم خواهی شد و خونت در آن زمین خواهدماند. پس به یاد آورده نخواهی شد زیرا من که یهوه هستم تکلم نموده‌ام.» bible_en_fa And the word of the LORD came unto me, saying, و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa Son of man, set thy face toward Jerusalem, and drop thy word toward the holy places, and prophesy against the land of Israel, «ای پسر انسان آیا داوری خواهی نمود؟ آیا بر شهر خونریز داوری خواهی نمود؟ پس آن را از همه رجاساتش آگاه ساز. bible_en_fa And say to the land of Israel, Thus saith the LORD; Behold, I am against thee, and will draw forth my sword out of his sheath, and will cut off from thee the righteous and the wicked. و بگوخداوند یهوه چنین می‌فرماید: ای شهری که خون را در میان خودت می‌ریزی تا اجل توبرسد! ای که بتها را به ضد خود ساخته، خویشتن را نجس نموده‌ای! bible_en_fa Seeing then that I will cut off from thee the righteous and the wicked, therefore shall my sword go forth out of his sheath against all flesh from the south to the north: به‌سبب خونی که ریخته‌ای مجرم شده‌ای و به‌سبب بتهایی که ساخته‌ای نجس گردیده‌ای. لهذا اجل خویش را نزدیک آورده، به انتهای سالهای خود رسیده‌ای. لهذا تورا نزد امت‌ها عار و نزد جمیع کشورها مسخره گردانیده‌ام. bible_en_fa That all flesh may know that I the LORD have drawn forth my sword out of his sheath: it shall not return any more. ‌ای پلید نام! و‌ای پر فتنه! آنانی که به تو نزدیک و آنانی که از تو دورند بر تو سخریه خواهند نمود. bible_en_fa Sigh therefore, thou son of man, with the breaking of thy loins; and with bitterness sigh before their eyes. اینک سروران اسرائیل، هر کس به قدر قوت خویش مرتکب خونریزی در میان تومی بودند. bible_en_fa And it shall be, when they say unto thee, Wherefore sighest thou? that thou shalt answer, For the tidings; because it cometh: and every heart shall melt, and all hands shall be feeble, and every spirit shall faint, and all knees shall be weak as water: behold, it cometh, and shall be brought to pass, saith the Lord GOD. پدر و مادر را در میان تو اهانت نمودند. و غریبان را در میان تو مظلوم ساختند وبر یتیمان و بیوه‌زنان در میان تو ستم نمودند. bible_en_fa Again the word of the LORD came unto me, saying, وتو مقدس های مرا خوار شمرده، سبت های مرابی عصمت نمودی. bible_en_fa Son of man, prophesy, and say, Thus saith the LORD; Say, A sword, a sword is sharpened, and also furbished: و بعضی در میان تو به جهت ریختن خون، نمامی می‌نمودند. و بر کوهها درمیان تو غذا می‌خوردند. و در میان تو مرتکب قباحت می‌شدند. bible_en_fa It is sharpened to make a sore slaughter; it is furbished that it may glitter: should we then make mirth? it contemneth the rod of my son, as every tree. و عورت پدران را در میان تو منکشف می‌ساختند. و زنان حایض را در میان توبی عصمت می‌نمودند. bible_en_fa And he hath give it to be furbished, that it may be handled: this sword is sharpened, and it is furbished, to give it into the hand of the slayer. یکی در میان تو با زن همسایه خود عمل زشت نمود. و دیگری عروس خویش را به جور بی‌عصمت کرد. و دیگری خواهرش، یعنی دختر پدر خود را ذلیل ساخت. bible_en_fa Cry and howl, son of man: for it shall be upon my people, it shall be upon all the princes of Israel: terrors by reason of the sword shall be upon my people: smite therefore upon thy thigh. و در میان تو به جهت ریختن خون رشوه خوردند و سود و ربح گرفتند. و تو مال همسایه خود را به زور غصب کردی و مرا فراموش نمودی. قول خداوند یهوه این است. bible_en_fa Because it is a trial, and what if the sword contemn even the rod? it shall be no more, saith the Lord GOD. لهذا هان من به‌سبب حرص تو که مرتکب آن شده‌ای و به‌سبب خونی که در میان خودت ریخته‌ای، دستهای خود را بهم می‌زنم. bible_en_fa Thou therefore, son of man, prophesy, and smite thine hands together, and let the sword be doubled the third time, the sword of the slain: it is the sword of the great men that are slain, which entereth into their privy chambers. پس در ایامی که من به تو مکافات رسانم آیا دلت قوی و دستهایت محکم خواهد بود؟ من که یهوه هستم تکلم نمودم و بعمل خواهم آورد. bible_en_fa I have set the point of the sword against all their gates, that their heart may faint, and their ruins be multiplied: ah! it is made bright, it is wrapped up for the slaughter. و تو را در میان امت هاپراکنده و در میان کشورها متفرق ساخته، نجاسات تو را از میانت نابود خواهم ساخت. bible_en_fa Go thee one way or other, either on the right hand, or on the left, whithersoever thy face is set. وبه نظر امت‌ها بی‌عصمت خواهی شد و خواهی دانست که من یهوه هستم.» bible_en_fa I will also smite mine hands together, and I will cause my fury to rest: I the LORD have said it. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa The word of the LORD came unto me again, saying, «ای پسر انسان خاندان اسرائیل نزد من دردشده‌اند و جمیع ایشان مس و روی و آهن و سرب در میان کوره و درد نقره شده‌اند. bible_en_fa Also, thou son of man, appoint thee two ways, that the sword of the king of Babylon may come: both twain shall come forth out of one land: and choose thou a place, choose it at the head of the way to the city. بنابراین خداوند یهوه چنین می‌گوید: چونکه همگی شمادرد شده‌اید، لهذا من شما را در میان اورشلیم جمع خواهم نمود. bible_en_fa Appoint a way, that the sword may come to Rabbath of the Ammonites, and to Judah in Jerusalem the defenced. چنانکه نقره و مس و آهن و سرب و روی را در میان کوره جمع کرده، آتش بر آنها می‌دمند تا گداخته شود، همچنان من شمارا در غضب و حدت خشم خویش جمع کرده، در آن خواهم نهاد و شما را خواهم گداخت. bible_en_fa For the king of Babylon stood at the parting of the way, at the head of the two ways, to use divination: he made his arrows bright, he consulted with images, he looked in the liver. وشما را جمع کرده، آتش غضب خود را بر شماخواهم دمید که در میانش گداخته شوید. bible_en_fa At his right hand was the divination for Jerusalem, to appoint captains, to open the mouth in the slaughter, to lift up the voice with shouting, to appoint battering rams against the gates, to cast a mount, and to build a fort. چنانکه نقره در میان کوره گداخته می‌شود، همچنان شما در میانش گداخته خواهید شد وخواهید دانست که من یهوه حدت خشم خویش را بر شما ریخته‌ام.» bible_en_fa And it shall be unto them as a false divination in their sight, to them that have sworn oaths: but he will call to remembrance the iniquity, that they may be taken. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD; Because ye have made your iniquity to be remembered, in that your transgressions are discovered, so that in all your doings your sins do appear; because, I say, that ye are come to remembrance, ye shall be taken with the hand. «ای پسر انسان او را بگو: تو زمینی هستی که طاهر نخواهی شد. و باران در روز غضب بر تونخواهد بارید. bible_en_fa And thou, profane wicked prince of Israel, whose day is come, when iniquity shall have an end, فتنه انبیای آن در میانش می‌باشد. ایشان مثل شیر غران که شکار رامی درد، جانها را می‌خورند. و گنجها و نفایس رامی برند. و بیوه‌زنان را در میانش زیاد می‌سازند. bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; Remove the diadem, and take off the crown: this shall not be the same: exalt him that is low, and abase him that is high. کاهنانش به شریعت من مخالفت ورزیده، موقوفات مرا حلال می‌سازند. و در میان مقدس وغیر مقدس تمیز نمی دهند و در میان نجس وطاهر فرق نمی گذارند. و چشمان خود را ازسبت های من می‌پوشانند و من در میان ایشان بی‌حرمت گردیده‌ام. bible_en_fa I will overturn, overturn, overturn, it: and it shall be no more, until he come whose right it is; and I will give it him. سرورانش مانند گرگان درنده خون می‌ریزند و جانها را هلاک می‌نمایندتا سود ناحق ببرند. bible_en_fa And thou, son of man, prophesy and say, Thus saith the Lord GOD concerning the Ammonites, and concerning their reproach; even say thou, The sword, the sword is drawn: for the slaughter it is furbished, to consume because of the glittering: و انبیایش ایشان را به گل ملاط اندود نموده، رویاهای باطل می‌بینند وبرای ایشان تفال دروغ زده، می‌گویند که خداوندیهوه چنین گفته است با آنکه یهوه تکلم ننموده. bible_en_fa Whiles they see vanity unto thee, whiles they divine a lie unto thee, to bring thee upon the necks of them that are slain, of the wicked, whose day is come, when their iniquity shall have an end. و قوم زمین به شدت ظلم نموده و مال یکدیگررا غصب کرده‌اند. و بر فقیران و مسکینان جفانموده، غریبان را به بی‌انصافی مظلوم ساخته‌اند. bible_en_fa Shall I cause it to return into his sheath? I will judge thee in the place where thou wast created, in the land of thy nativity. و من در میان ایشان کسی را طلبیدم که دیوار رابنا نماید و برای زمین به حضور من در شکاف بایستد تا آن را خراب ننمایم، اما کسی را نیافتم.پس خداوند یهوه می‌گوید: خشم خود را برایشان ریخته‌ام و ایشان را به آتش غضب خویش هلاک ساخته، طریق ایشان را بر سر ایشان واردآورده‌ام.» bible_en_fa And I will pour out mine indignation upon thee, I will blow against thee in the fire of my wrath, and deliver thee into the hand of brutish men, and skilful to destroy. پس خداوند یهوه می‌گوید: خشم خود را برایشان ریخته‌ام و ایشان را به آتش غضب خویش هلاک ساخته، طریق ایشان را بر سر ایشان واردآورده‌ام.» bible_en_fa Thou shalt be for fuel to the fire; thy blood shall be in the midst of the land; thou shalt be no more remembered: for I the LORD have spoken it. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa Moreover the word of the LORD came unto me, saying, «ای پسر انسان دو زن دختر یک مادربودند. bible_en_fa Now, thou son of man, wilt thou judge, wilt thou judge the bloody city? yea, thou shalt shew her all her abominations. و ایشان در مصر زنا کرده، در جوانی خودزناکار شدند. در آنجا سینه های ایشان را مالیدند وپستانهای بکارت ایشان را افشردند. bible_en_fa Then say thou, Thus saith the Lord GOD, The city sheddeth blood in the midst of it, that her time may come, and maketh idols against herself to defile herself. و نامهای ایشان بزرگتر اهوله و خواهر او اهولیبه بود. وایشان از آن من بوده، پسران و دختران زاییدند. واما نامهای ایشان اهوله، سامره می‌باشد و اهولیبه، اورشلیم. bible_en_fa Thou art become guilty in thy blood that thou hast shed; and hast defiled thyself in thine idols which thou hast made; and thou hast caused thy days to draw near, and art come even unto thy years: therefore have I made thee a reproach unto the heathen, and a mocking to all countries. و اهوله از من رو تافته، زنا نمود و برمحبان خود یعنی بر آشوریان که مجاور او بودندعاشق گردید؛ bible_en_fa Those that be near, and those that be far from thee, shall mock thee, which art infamous and much vexed. کسانی که به آسمانجونی ملبس بودند؛ حاکمان و سرداران که همه ایشان جوانان دلپسند و فارسان اسب‌سوار بودند. bible_en_fa Behold, the princes of Israel, every one were in thee to their power to shed blood. و به ایشان یعنی به جمیع برگزیدگان بنی آشور فاحشگی خود را بذل نمود و خود را از جمیع بتهای آنانی که بر ایشان عاشق می‌بود نجس می‌ساخت. bible_en_fa In thee have they set light by father and mother: in the midst of thee have they dealt by oppression with the stranger: in thee have they vexed the fatherless and the widow. وفاحشگی خود را که در مصر می‌نمود، ترک نکرد. زیرا که ایشان در ایام جوانیش با او همخواب می‌شدند و پستانهای بکارت او را افشرده، زناکاری خود را بر وی می‌ریختند. bible_en_fa Thou hast despised mine holy things, and hast profaned my sabbaths. لهذا من او رابه‌دست عاشقانش یعنی به‌دست بنی آشور که اوبر ایشان عشق می‌ورزید، تسلیم نمودم. bible_en_fa In thee are men that carry tales to shed blood: and in thee they eat upon the mountains: in the midst of thee they commit lewdness. که ایشان عورت او را منکشف ساخته، پسران ودخترانش را گرفتند. و او را به شمشیر کشتند که در میان زنان عبرت گردید و بر وی داوری نمودند. bible_en_fa In thee have they discovered their fathers' nakedness: in thee have they humbled her that was set apart for pollution. «و چون خواهرش اهولیبه این را دید، درعشقبازی خویش از او زیادتر فاسد گردید وبیشتر از زناکاری خواهرش زنا نمود. bible_en_fa And one hath committed abomination with his neighbour's wife; and another hath lewdly defiled his daughter in law; and another in thee hath humbled his sister, his father's daughter. و بر بنی آشور عاشق گردید که جمیع ایشان حاکمان وسرداران مجاور او بودند و ملبس به آسمانجونی و فارسان اسب‌سوار و جوانان دلپسند بودند. bible_en_fa In thee have they taken gifts to shed blood; thou hast taken usury and increase, and thou hast greedily gained of thy neighbours by extortion, and hast forgotten me, saith the Lord GOD. ودیدم که او نیز نجس گردیده و طریق هردوی ایشان یک بوده است. bible_en_fa Behold, therefore I have smitten mine hand at thy dishonest gain which thou hast made, and at thy blood which hath been in the midst of thee. پس زناکاری خود رازیاد نمود، زیرا صورتهای مردان که بر دیوارهانقش شده بود یعنی تصویرهای کلدانیان را که به شنجرف کشیده شده بود، دید. bible_en_fa Can thine heart endure, or can thine hands be strong, in the days that I shall deal with thee? I the LORD have spoken it, and will do it. که کمرهای ایشان به کمربندها بسته و عمامهای رنگارنگ برسر ایشان پیچیده بود. و جمیع آنها مانند سرداران و به شبیه اهل بابل که مولد ایشان زمین کلدانیان است بودند. bible_en_fa And I will scatter thee among the heathen, and disperse thee in the countries, and will consume thy filthiness out of thee. و چون چشم او بر آنها افتاد، عاشق ایشان گردید. و رسولان نزد ایشان به زمین کلدانیان فرستاد. bible_en_fa And thou shalt take thine inheritance in thyself in the sight of the heathen, and thou shalt know that I am the LORD. و پسران بابل نزد وی در بسترعشق بازی درآمده، او را از زناکاری خود نجس ساختند. پس چون خود را از ایشان نجس یافت، طبع وی از ایشان متنفر گردید. bible_en_fa And the word of the LORD came unto me, saying, و چون که زناکاری خود را آشکار کرد و عورت خود رامنکشف ساخت، جان من از او متنفر گردید، چنانکه جانم از خواهرش متنفر شده بود. bible_en_fa Son of man, the house of Israel is to me become dross: all they are brass, and tin, and iron, and lead, in the midst of the furnace; they are even the dross of silver. امااو ایام جوانی خود را که در آنها در زمین مصر زناکرده بود به یاد آورده، باز زناکاری خود را زیادنمود. bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD; Because ye are all become dross, behold, therefore I will gather you into the midst of Jerusalem. و بر معشوقه های ایشان عشق ورزید که گوشت ایشان، مثل گوشت الاغان و نطفه ایشان چون نطفه اسبان می‌باشد. bible_en_fa As they gather silver, and brass, and iron, and lead, and tin, into the midst of the furnace, to blow the fire upon it, to melt it; so will I gather you in mine anger and in my fury, and I will leave you there, and melt you. و قباحت جوانی خود را حینی که مصریان پستانهایت را به‌خاطرسینه های جوانیت افشردند به یاد آوردی. bible_en_fa Yea, I will gather you, and blow upon you in the fire of my wrath, and ye shall be melted in the midst thereof. «بنابراین‌ای اهولیبه خداوند یهوه چنین می‌فرماید: اینک من عاشقانت را که جانت ازایشان متنفر شده است به ضد تو برانگیزانیده، ایشان را از هر طرف برتو خواهم آورد. bible_en_fa As silver is melted in the midst of the furnace, so shall ye be melted in the midst thereof; and ye shall know that I the LORD have poured out my fury upon you. یعنی پسران بابل و همه کلدانیان را از فقود و شوع وقوع. و همه پسران آشور را همراه ایشان که جمیع ایشان جوانان دلپسند و حاکمان و والیان و سرداران و نامداران هستند و تمامی ایشان اسب‌سوارند. bible_en_fa And the word of the LORD came unto me, saying, و با اسلحه و کالسکه‌ها و ارابه‌ها وگروه عظیمی بر تو خواهند آمد و با مجن‌ها وسپرها و خودها تو را احاطه خواهند نمود. و من داوری تو را به ایشان خواهم سپرد تا تو را برحسب احکام خود داوری نمایند. bible_en_fa Son of man, say unto her, Thou art the land that is not cleansed, nor rained upon in the day of indignation. و من غیرت خود را به ضد تو خواهم برانگیخت تا با تو به غضب عمل نمایند. و بینی و گوشهایت راخواهند برید و بقیه تو با شمشیر خواهند افتاد وپسران و دخترانت را خواهند گرفت و بقیه تو به آتش سوخته خواهند شد. bible_en_fa There is a conspiracy of her prophets in the midst thereof, like a roaring lion ravening the prey; they have devoured souls; they have taken the treasure and precious things; they have made her many widows in the midst thereof. و لباس تو را از توکنده، زیورهای زیبایی تو را خواهند برد. bible_en_fa Her priests have violated my law, and have profaned mine holy things: they have put no difference between the holy and profane, neither have they shewed difference between the unclean and the clean, and have hid their eyes from my sabbaths, and I am profaned among them. پس قباحت تو و زناکاریت را که از زمین مصرآورده‌ای، از تو نابود خواهم ساخت. و چشمان خود را بسوی ایشان بر نخواهی افراشت و دیگرمصر را به یاد نخواهی آورد. bible_en_fa Her princes in the midst thereof are like wolves ravening the prey, to shed blood, and to destroy souls, to get dishonest gain. زیرا خداوندیهوه چنین می‌گوید: اینک تو را به‌دست آنانی که از ایشان نفرت داری و به‌دست آنانی که جانت ازایشان متنفر است، تسلیم خواهم نمود. bible_en_fa And her prophets have daubed them with untempered morter, seeing vanity, and divining lies unto them, saying, Thus saith the Lord GOD, when the LORD hath not spoken. و با تواز راه بغض رفتار نموده، تمامی حاصل تو راخواهند گرفت و تو را عریان و برهنه وا خواهم گذاشت. تا آنکه برهنگی زناکاری تو و قباحت وفاحشه گری تو ظاهر شود. bible_en_fa The people of the land have used oppression, and exercised robbery, and have vexed the poor and needy: yea, they have oppressed the stranger wrongfully. و این کارها را به توخواهم کرد، از این جهت که در عقب امت‌ها زنانموده، خویشتن را از بتهای ایشان نجس ساخته‌ای. bible_en_fa And I sought for a man among them, that should make up the hedge, and stand in the gap before me for the land, that I should not destroy it: but I found none. و چونکه به طریق خواهر خودسلوک نمودی، جام او را به‌دست تو خواهم داد. bible_en_fa Therefore have I poured out mine indignation upon them; I have consumed them with the fire of my wrath: their own way have I recompensed upon their heads, saith the Lord GOD. و خداوند یهوه چنین می‌فرماید: جام عمیق وبزرگ خواهر خود را خواهی نوشید. و محل سخریه و استهزا خواهی شد که متحمل آن نتوانی شد. bible_en_fa The word of the LORD came again unto me, saying, و از مستی و حزن پر خواهی شد. از جام حیرت و خرابی یعنی از جام خواهرت سامره. bible_en_fa Son of man, there were two women, the daughters of one mother: و آن را خواهی نوشید و تا ته خواهی آشامید و خورده های آن را خواهی خایید وپستانهای خود را خواهی کند، زیرا خداوند یهوه می‌گوید که من این را گفته‌ام. bible_en_fa And they committed whoredoms in Egypt; they committed whoredoms in their youth: there were their breasts pressed, and there they bruised the teats of their virginity. بنابراین خداوندیهوه چنین می‌فرماید: چونکه مرا فراموش کردی و مرا پشت سر خود انداختی، لهذا تو نیز متحمل قباحت و زناکاری خود خواهی شد.» bible_en_fa And the names of them were Aholah the elder, and Aholibah her sister: and they were mine, and they bare sons and daughters. Thus were their names; Samaria is Aholah, and Jerusalem Aholibah. و خداوند مرا گفت: «ای پسر انسان! آیابراهوله و اهولیبه داوری خواهی نمود؟ بلکه ایشان را از رجاسات ایشان آگاه ساز. bible_en_fa And Aholah played the harlot when she was mine; and she doted on her lovers, on the Assyrians her neighbours, زیرا که زنا نموده‌اند و دست ایشان خون آلود است و بابتهای خویش مرتکب زنا شده‌اند. و پسران خودرا نیز که برای من زاییده بودند، به جهت آنها ازآتش گذرانیده‌اند تا سوخته شوند. bible_en_fa Which were clothed with blue, captains and rulers, all of them desirable young men, horsemen riding upon horses. و علاوه برآن این را هم به من کرده‌اند که در همانروز مقدس مرا بی‌عصمت کرده، سبت های مرا بی‌حرمت نموده‌اند. bible_en_fa Thus she committed her whoredoms with them, with all them that were the chosen men of Assyria, and with all on whom she doted: with all their idols she defiled herself. زیرا چون پسران خود را برای بتهای خویش ذبح نموده بودند، در همان روز به مقدس داخل شده، آن را بی‌عصمت نمودند و هان این عمل را در خانه من بجا آوردند. bible_en_fa Neither left she her whoredoms brought from Egypt: for in her youth they lay with her, and they bruised the breasts of her virginity, and poured their whoredom upon her. بلکه نزدمردانی که از دور آمدند، فرستادید که نزد ایشان قاصدی فرستاده شد. و چون ایشان رسیدند، خویشتن را برای ایشان غسل دادی و سرمه به چشمانت کشیدی و خود را به زیورهایت آرایش دادی. bible_en_fa Wherefore I have delivered her into the hand of her lovers, into the hand of the Assyrians, upon whom she doted. و بر بستر فاخری که سفره پیش آن آماده بود نشسته، بخور و روغن مرا بر آن نهادی. bible_en_fa These discovered her nakedness: they took her sons and her daughters, and slew her with the sword: and she became famous among women; for they had executed judgment upon her. و در آن آواز گروه عیاشان مسموع شد. وهمراه آن گروه عظیم صابیان از بیابان آورده شدندکه دستبندها بر دستها و تاجهای فاخر بر سر هردوی آنها گذاشتند. bible_en_fa And when her sister Aholibah saw this, she was more corrupt in her inordinate love than she, and in her whoredoms more than her sister in her whoredoms. و من درباره آن زنی که در زناکاری فرسوده شده بود گفتم: آیا ایشان الان بااو زنا خواهند کرد و او با ایشان؟ bible_en_fa She doted upon the Assyrians her neighbours, captains and rulers clothed most gorgeously, horsemen riding upon horses, all of them desirable young men. و به اودرآمدند به نهجی که نزد فاحشه‌ها درمی آیند. همچنان به آن دو زن قباحت پیشه یعنی اهوله واهولیبه درآمدند. bible_en_fa Then I saw that she was defiled, that they took both one way, پس مردان عادل بر ایشان قصاص زنان زناکار و خونریز را خواهند رسانید، زیرا که ایشان زانیه می‌باشند و دست ایشان خون آلود است. bible_en_fa And that she increased her whoredoms: for when she saw men pourtrayed upon the wall, the images of the Chaldeans pourtrayed with vermilion, زیرا خداوند یهوه چنین می‌فرماید: من گروهی به ضد ایشان خواهم برانگیخت. و ایشان را مشوش ساخته، به تاراج تسلیم خواهم نمود. bible_en_fa Girded with girdles upon their loins, exceeding in dyed attire upon their heads, all of them princes to look to, after the manner of the Babylonians of Chaldea, the land of their nativity: و آن گروه ایشان را به سنگها سنگسار نموده، به شمشیرهای خود پاره خواهند کرد. و پسران و دختران ایشان را کشته، خانه های ایشان را به آتش خواهند سوزانید. bible_en_fa And as soon as she saw them with her eyes, she doted upon them, and sent messengers unto them into Chaldea. وقباحت را از زمین نابود خواهم ساخت. پس جمیع زنان متنبه خواهند شد که مثل شما مرتکب قباحت نشوند.و سزای قباحت شما را بر شماخواهند رسانید. و متحمل گناهان بتهای خویش خواهید شد و خواهید دانست که من خداوندیهوه می‌باشم.» bible_en_fa And the Babylonians came to her into the bed of love, and they defiled her with their whoredom, and she was polluted with them, and her mind was alienated from them. و سزای قباحت شما را بر شماخواهند رسانید. و متحمل گناهان بتهای خویش خواهید شد و خواهید دانست که من خداوندیهوه می‌باشم.» bible_en_fa So she discovered her whoredoms, and discovered her nakedness: then my mind was alienated from her, like as my mind was alienated from her sister. و در روز دهم ماه دهم از سال نهم کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa Yet she multiplied her whoredoms, in calling to remembrance the days of her youth, wherein she had played the harlot in the land of Egypt. «ای پسر انسان اسم امروز را برای خود بنویس، اسم همین روز را، زیرا که در همین روز پادشاه بابل براورشلیم هجوم آورد. bible_en_fa For she doted upon their paramours, whose flesh is as the flesh of asses, and whose issue is like the issue of horses. و برای این خاندان فتنه انگیز مثلی آورده، به ایشان بگو: خداوند یهوه چنین می‌گوید: دیگ را بگذار. آن را بگذار و آب نیز در آن بریز. bible_en_fa Thus thou calledst to remembrance the lewdness of thy youth, in bruising thy teats by the Egyptians for the paps of thy youth. قطعه هایش یعنی هر قطعه نیکو و ران و دوش را در میانش جمع کن و از بهترین استخوانها آن را پر ساز. bible_en_fa There, O Aholibah, thus saith the Lord GOD; Behold, I will raise up thy lovers against thee, from whom thy mind is alienated, and I will bring them against thee on every side; و بهترین گوسفندان رابگیر و استخوانها را زیرش دسته کرده، آن راخوب بجوشان تا استخوانهایی که در اندرونش هست پخته شود. bible_en_fa The Babylonians, and all the Chaldeans, Pekod, and Shoa, and Koa, and all the Assyrians with them: all of them desirable young men, captains and rulers, great lords and renowned, all of them riding upon horses. بنابراین خداوند یهوه چنین می‌گوید: وای برآن شهر خونریز! وای بر آن دیگی که زنگش در میانش است و زنگش ازمیانش در نیامده است! آن را به قطعه هایش بیرون آور و قرعه بر آن انداخته نشود. bible_en_fa And they shall come against thee with chariots, wagons, and wheels, and with an assembly of people, which shall set against thee buckler and shield and helmet round about: and I will set judgment before them, and they shall judge thee according to their judgments. زیرا خونی که ریخت در میانش می‌باشد. آن را بر صخره صاف نهاد و بر زمین نریخت تا از خاک پوشانیده شود. bible_en_fa And I will set my jealousy against thee, and they shall deal furiously with thee: they shall take away thy nose and thine ears; and thy remnant shall fall by the sword: they shall take thy sons and thy daughters; and thy residue shall be devoured by the fire. من خون او را بر صخره صاف نهادم که پنهان نشود تا آنکه حدت خشم را برانگیخته انتقام بکشم. bible_en_fa They shall also strip thee out of thy clothes, and take away thy fair jewels. بنابراین خداوند یهوه چنین می‌گوید: وای بر آن شهر خونریز! من نیز توده هیزم را بزرگ خواهم ساخت. bible_en_fa Thus will I make thy lewdness to cease from thee, and thy whoredom brought from the land of Egypt: so that thou shalt not lift up thine eyes unto them, nor remember Egypt any more. هیزم زیاد بیاور و آتش بیفروزو گوشت را مهیا ساز و ادویه جات در آن بریز واستخوانها سوخته بشود. bible_en_fa For thus saith the Lord GOD; Behold, I will deliver thee into the hand of them whom thou hatest, into the hand of them from whom thy mind is alienated: پس آن را بر اخگرخالی بگذار تا تابیده شده مسش سوخته گردد ونجاستش در آن گداخته شود و زنگش نابود گردد. bible_en_fa And they shall deal with thee hatefully, and shall take away all thy labour, and shall leave thee naked and bare: and the nakedness of thy whoredoms shall be discovered, both thy lewdness and thy whoredoms. او از مشقت‌ها خسته گردید، اما زنگ بسیارش از وی بیرون نیامد. پس زنگش در آتش بشود. bible_en_fa I will do these things unto thee, because thou hast gone a whoring after the heathen, and because thou art polluted with their idols. در نجاسات تو قباحت است چونکه تو راتطهیر نمودم. اما طاهر نشدی. لهذا تا غضب خودرا بر تو به اتمام نرسانم، دیگر از نجاست خود طاهر نخواهی شد. bible_en_fa Thou hast walked in the way of thy sister; therefore will I give her cup into thine hand. من که یهوه هستم این را گفته‌ام و به وقوع خواهد پیوست وآن را بجا خواهم آورد. پس خداوند یهوه می‌گوید: دست نخواهم برداشت و شفقت نخواهم نمود و پشیمان نخواهم شد و بر‌حسب رفتارت و بر وفق اعمالت بر تو داوری خواهندکرد.» bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; Thou shalt drink of thy sister's cup deep and large: thou shalt be laughed to scorn and had in derision; it containeth much. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa Thou shalt be filled with drunkenness and sorrow, with the cup of astonishment and desolation, with the cup of thy sister Samaria. «ای پسر انسان اینک من آرزوی چشمانت رابغته از تو خواهم گرفت. ماتم و گریه منما و اشک از چشمت جاری نشود. bible_en_fa Thou shalt even drink it and suck it out, and thou shalt break the sherds thereof, and pluck off thine own breasts: for I have spoken it, saith the Lord GOD. آه بکش و خاموش شو و برای مرده ماتم مگیر. بلکه عمامه بر سرت بپیچ و کفش به پایت بکن و شاربهایت را مپوشان وطعام مرده را مخور.» bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD; Because thou hast forgotten me, and cast me behind thy back, therefore bear thou also thy lewdness and thy whoredoms. پس بامدادان با قوم تکلم نمودم و وقت عصر زن من مرد و صبحگاهان به نهجی که مامورشده بودم عمل نمودم. bible_en_fa The LORD said moreover unto me; Son of man, wilt thou judge Aholah and Aholibah? yea, declare unto them their abominations; و قوم به من گفتند: «آیاما را خبر نمی دهی که این کارهایی که می‌کنی به ما چه نسبت دارد؟» bible_en_fa That they have committed adultery, and blood is in their hands, and with their idols have they committed adultery, and have also caused their sons, whom they bare unto me, to pass for them through the fire, to devour them. ایشان را جواب دادم که کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa Moreover this they have done unto me: they have defiled my sanctuary in the same day, and have profaned my sabbaths. «به خاندان اسرائیل بگو: خداوند یهوه چنین می‌فرماید که هان من مقدس خود را که فخر جلال شما و آرزوی چشمان شماو لذت جانهای شما است، بی‌عصمت خواهم نمود. و پسران و دختران شما که ایشان را ترک خواهید کرد، به شمشیر خواهند افتاد. bible_en_fa For when they had slain their children to their idols, then they came the same day into my sanctuary to profane it; and, lo, thus have they done in the midst of mine house. و به نهجی که من عمل نمودم، شما عمل خواهیدنمود. شاربهای خود را نخواهید پوشانید و طعام مردگان را نخواهید خورد. bible_en_fa And furthermore, that ye have sent for men to come from far, unto whom a messenger was sent; and, lo, they came: for whom thou didst wash thyself, paintedst thy eyes, and deckedst thyself with ornaments, عمامه های شما برسر و کفشهای شما در پایهای شما بوده، ماتم وگریه نخواهید کرد. بلکه به‌سبب گناهان خودکاهیده شده، بسوی یکدیگر آه خواهید کشید. bible_en_fa And satest upon a stately bed, and a table prepared before it, whereupon thou hast set mine incense and mine oil. و حزقیال برای شما آیتی خواهد بود موافق هر‌آنچه او کرد، شما عمل خواهید نمود. و حینی که این واقع شود خواهید دانست که من خداوندیهوه می‌باشم. bible_en_fa And a voice of a multitude being at ease was with her: and with the men of the common sort were brought Sabeans from the wilderness, which put bracelets upon their hands, and beautiful crowns upon their heads. «و اما تو‌ای پسر انسان! در روزی که من قوت و سرور فخر و آرزوی چشمان و رفعت جانهای ایشان یعنی پسران و دختران ایشان را ازایشان گرفته باشم، آیا واقع نخواهد شد bible_en_fa Then said I unto her that was old in adulteries, Will they now commit whoredoms with her, and she with them? که درآن روز هر‌که رهایی یابد نزد تو آمده، این را به سمع تو خواهد رسانید؟پس در آن روزدهانت برای آنانی که رهایی یافته‌اند باز خواهدشد و متکلم شده، دیگر گنگ نخواهی بود و برای ایشان آیتی خواهی بود و خواهند دانست که من یهوه می‌باشم.» bible_en_fa Yet they went in unto her, as they go in unto a woman that playeth the harlot: so went they in unto Aholah and unto Aholibah, the lewd women. پس در آن روزدهانت برای آنانی که رهایی یافته‌اند باز خواهدشد و متکلم شده، دیگر گنگ نخواهی بود و برای ایشان آیتی خواهی بود و خواهند دانست که من یهوه می‌باشم.» bible_en_fa And the righteous men, they shall judge them after the manner of adulteresses, and after the manner of women that shed blood; because they are adulteresses, and blood is in their hands. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa For thus saith the Lord GOD; I will bring up a company upon them, and will give them to be removed and spoiled. «ای پسر انسان نظر خود را بربنی عمون بدار و به ضد ایشان نبوت نما. bible_en_fa And the company shall stone them with stones, and dispatch them with their swords; they shall slay their sons and their daughters, and burn up their houses with fire. و به بنی عمون بگو: کلام خداوند یهوه را بشنوید! خداوند یهوه چنین می‌فرماید: چونکه درباره مقدس من حینی که بی‌عصمت شد و درباره زمین اسرائیل، حینی که ویران گردید و درباره خاندان یهودا، حینی که به اسیری رفتند هه گفتی، bible_en_fa Thus will I cause lewdness to cease out of the land, that all women may be taught not to do after your lewdness. بنابراین همانا من تو را به بنی مشرق تسلیم می‌کنم تا در تو تصرف نمایند. و خیمه های خودرا در میان تو زده، مسکن های خویش را در تو بر پاخواهند نمود. و ایشان میوه تو را خواهند خوردو شیر تو را خواهند نوشید. و ربه را آرامگاه شتران و (زمین ) بنی عمون را خوابگاه گله هاخواهم گردانید و خواهید دانست که من یهوه هستم. bible_en_fa And they shall recompense your lewdness upon you, and ye shall bear the sins of your idols: and ye shall know that I am the Lord GOD. زیرا خداوند یهوه چنین می‌گوید: چونکه تو بر زمین اسرائیل دستک می‌زنی و پا برزمین می‌کوبی و به تمامی کینه دل خود شادی می‌نمایی، bible_en_fa Again in the ninth year, in the tenth month, in the tenth day of the month, the word of the LORD came unto me, saying, بنابراین هان من دست خود را بر تو دراز خواهم کرد و تو را تاراج امت‌ها خواهم ساخت. و تو را از میان قوم‌ها منقطع ساخته، ازمیان کشورها نابود خواهم ساخت. و چون تو راهلاک ساخته باشم، آنگاه خواهی دانست که من یهوه هستم.» bible_en_fa Son of man, write thee the name of the day, even of this same day: the king of Babylon set himself against Jerusalem this same day. خداوند یهوه چنین می‌گوید: «چونکه موآب و سعیر گفته‌اند که اینک خاندان اسرائیل مانند جمیع امت‌ها می‌باشند، bible_en_fa And utter a parable unto the rebellious house, and say unto them, Thus saith the Lord GOD; Set on a pot, set it on, and also pour water into it: بنابراین اینک من حدود موآب را از شهرها یعنی از شهرهای حدودش که فخر زمین می‌باشد یعنی بیت یشیموت و بعل معون و قریه تایم مفتوح خواهم ساخت. bible_en_fa Gather the pieces thereof into it, even every good piece, the thigh, and the shoulder; fill it with the choice bones. برای بنی مشرق آن را با بنی عمون (مفتوح خواهم ساخت ) و به تصرف ایشان خواهم داد تا بنی عمون دیگر در میان امت هامذکور نشوند. bible_en_fa Take the choice of the flock, and burn also the bones under it, and make it boil well, and let them seethe the bones of it therein. و بر موآب داوری خواهم نمودو خواهند دانست که من یهوه می‌باشم.» bible_en_fa Wherefore thus saith the Lord GOD; Woe to the bloody city, to the pot whose scum is therein, and whose scum is not gone out of it! bring it out piece by piece; let no lot fall up on it. خداوند یهوه چنین می‌گوید: «از این جهت که ادوم از خاندان یهودا انتقام کشیده‌اند و درانتقام کشیدن از ایشان خطایی عظیم ورزیده‌اند، bible_en_fa For her blood is in the midst of her; she set it upon the top of a rock; she poured it not upon the ground, to cover it with dust; بنابراین خداوند یهوه چنین می‌فرماید: دست خود را برادوم دراز کرده، انسان و بهایم را از آن منقطع خواهم ساخت و آن را ویران کرده، ازتیمان تا ددان به شمشیر خواهند افتاد. bible_en_fa That it might cause fury to come up to take vengeance; I have set her blood upon the top of a rock, that it should not be covered. و به‌دست قوم خود اسرائیل انتقام خود را از ادوم خواهم کشید و موافق خشم و غضب من به ادوم عمل خواهند نمود. و خداوند یهوه می‌گوید که انتقام مرا خواهند فهمید.» bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD; Woe to the bloody city! I will even make the pile for fire great. خداوند یهوه چنین می‌گوید: «چونکه فلسطینیان انتقام کشیدند و با کینه دل خود انتقام سخت کشیدند تا آن را به عداوت ابدی خراب نمایند، bible_en_fa Heap on wood, kindle the fire, consume the flesh, and spice it well, and let the bones be burned. بنابراین خداوند یهوه چنین می‌فرماید: اینک من دست خود را بر فلسطینیان دراز نموده، کریتیان را منقطع خواهم ساخت و باقی ماندگان ساحل دریا را هلاک خواهم نمود.و باسرزنش غضب آمیز انتقام سخت از ایشان خواهم گرفت. پس چون انتقام خود را از ایشان کشیده باشم، آنگاه خواهند دانست که من یهوه هستم.» bible_en_fa Then set it empty upon the coals thereof, that the brass of it may be hot, and may burn, and that the filthiness of it may be molten in it, that the scum of it may be consumed. و باسرزنش غضب آمیز انتقام سخت از ایشان خواهم گرفت. پس چون انتقام خود را از ایشان کشیده باشم، آنگاه خواهند دانست که من یهوه هستم.» bible_en_fa She hath wearied herself with lies, and her great scum went not forth out of her: her scum shall be in the fire. و در سال یازدهم در غره ماه واقع شدکه کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa In thy filthiness is lewdness: because I have purged thee, and thou wast not purged, thou shalt not be purged from thy filthiness any more, till I have caused my fury to rest upon thee. «ای پسر انسان چونکه صور درباره اورشلیم می‌گوید هه، دروازه امت‌ها شکسته شد و حال به من منتقل گردیده است. و چون او خراب گردیدمن توانگر خواهم شد. bible_en_fa I the LORD have spoken it: it shall come to pass, and I will do it; I will not go back, neither will I spare, neither will I repent; according to thy ways, and according to thy doings, shall they judge thee, saith the Lord GOD. بنابراین خداوند یهوه چنین می‌گوید: هان‌ای صور من به ضد تومی باشم و امت های عظیم بر تو خواهم برانگیخت به نهجی که دریا امواج خود رابرمی انگیزاند. bible_en_fa Also the word of the LORD came unto me, saying, و حصار صور را خراب کرده، برجهایش را منهدم خواهند ساخت و غبارش رااز آن خواهم رفت و آن را به صخره‌ای صاف تبدیل خواهم نمود. bible_en_fa Son of man, behold, I take away from thee the desire of thine eyes with a stroke: yet neither shalt thou mourn nor weep, neither shall thy tears run down. و او محل پهن کردن دامها در میان دریا خواهد شد، زیرا خداوند یهوه می‌فرماید که من این را گفته‌ام. و آن تاراج امت هاخواهد گردید. bible_en_fa Forbear to cry, make no mourning for the dead, bind the tire of thine head upon thee, and put on thy shoes upon thy feet, and cover not thy lips, and eat not the bread of men. و دخترانش که در صحرامی باشند به شمشیر کشته خواهند شد. پس ایشان خواهند دانست که من یهوه هستم.» bible_en_fa So I spake unto the people in the morning: and at even my wife died; and I did in the morning as I was commanded. زیرا خداوند یهوه چنین می‌فرماید: «اینک من نبوکدرصر پادشاه بابل، پادشاه پادشاهان را ازطرف شمال بر صور با اسبان و ارابه‌ها و سواران وجمعیت و خلق عظیمی خواهم آورد. bible_en_fa And the people said unto me, Wilt thou not tell us what these things are to us, that thou doest so? و اودختران تو را در صحرا به شمشیر خواهد کشت. و برجها به ضد تو بنا خواهد نمود. و سنگرها دربرابر تو خواهد ساخت. و مترسها در برابر تو برپاخواهد داشت. bible_en_fa Then I answered them, The word of the LORD came unto me, saying, و منجنیقهای خود را برحصارهایت آورده، برجهایت را با تبرهای خودمنهدم خواهد ساخت. bible_en_fa Speak unto the house of Israel, Thus saith the Lord GOD; Behold, I will profane my sanctuary, the excellency of your strength, the desire of your eyes, and that which your soul pitieth; and your sons and your daughters whom ye have left shall fall by the sword. و اسبانش آنقدر زیادخواهد بود که گرد آنها تو را خواهد پوشانید. وچون به دروازه هایت داخل شود چنانکه به شهررخنه دار درمی آیند، حصارهایت از صدای سواران و ارابه‌ها و کالسکه‌ها متزلزل خواهدگردید. bible_en_fa And ye shall do as I have done: ye shall not cover your lips, nor eat the bread of men. و به سم اسبان خود همه کوچه هایت راپایمال کرده، اهل تو را به شمشیر خواهد کشت. و بناهای فخر تو به زمین خواهد افتاد. bible_en_fa And your tires shall be upon your heads, and your shoes upon your feet: ye shall not mourn nor weep; but ye shall pine away for your iniquities, and mourn one toward another. وتوانگری تو را تاراج نموده، تجارت تو را به یغماخواهند برد. و حصارهایت را خراب نموده، خانه های مرغوب تو را منهدم خواهند نمود. وسنگها و چوب و خاک تو را در آب خواهندریخت. bible_en_fa Thus Ezekiel is unto you a sign: according to all that he hath done shall ye do: and when this cometh, ye shall know that I am the Lord GOD. و آواز نغمات تو را ساکت خواهم گردانید که صدای عودهایت دیگر مسموع نشود. bible_en_fa Also, thou son of man, shall it not be in the day when I take from them their strength, the joy of their glory, the desire of their eyes, and that whereupon they set their minds, their sons and their daughters, و تو را به صخره‌ای صاف مبدل خواهم گردانید تا محل پهن کردن دامها بشوی و بار دیگربنا نخواهی شد. زیرا خداوند یهوه می‌فرماید: من که یهوه هستم این را گفته‌ام.» bible_en_fa That he that escapeth in that day shall come unto thee, to cause thee to hear it with thine ears? خداوند یهوه به صور چنین می‌گوید: «آیاجزیره‌ها از صدای انهدام تو متزلزل نخواهد شدهنگامی که مجروحان ناله کشند و در میان توکشتار عظیمی بشود؟ bible_en_fa In that day shall thy mouth be opened to him which is escaped, and thou shalt speak, and be no more dumb: and thou shalt be a sign unto them; and they shall know that I am the LORD. و جمیع سروران دریا ازکرسیهای خود فرود آیند. و رداهای خود را ازخود بیرون کرده، رخوت قلابدوزی خویش رابکنند. و به ترسها ملبس شده، بر زمین بنشینند وآن فان لرزان گردیده، درباره تو متحیر شوند. bible_en_fa The word of the LORD came again unto me, saying, پس برای تو مرثیه خوانده، تو را خواهند گفت: ای که از دریا معمور بودی چگونه تباه گشتی! آن شهر نامداری که در دریا زورآور می‌بود که باساکنان خود هیبت خویش را بر جمیع سکنه دریامستولی می‌ساخت. bible_en_fa Son of man, set thy face against the Ammonites, and prophesy against them; الان در روز انهدام توجزیره‌ها می‌لرزند. و جزایری که در دریامی باشد، از رحلت تو مدهوش می‌شوند. bible_en_fa And say unto the Ammonites, Hear the word of the Lord GOD; Thus saith the Lord GOD; Because thou saidst, Aha, against my sanctuary, when it was profaned; and against the land of Israel, when it was desolate; and against the house of Judah, when they went into captivity; زیراخداوند یهوه چنین می‌گوید: چون تو را شهرمخروب مثل شهرهای غیرمسکون گردانم ولجه‌ها را بر تو برآورده، تو را به آبهای بسیارمستور سازم، bible_en_fa Behold, therefore I will deliver thee to the men of the east for a possession, and they shall set their palaces in thee, and make their dwellings in thee: they shall eat thy fruit, and they shall drink thy milk. آنگاه تو را با آنانی که به هاویه فرو می‌روند، نزد قوم قدیم فرود آورده، تو را دراسفلهای زمین در خرابه های ابدی با آنانی که به هاویه فرو می‌روند ساکن خواهم گردانید تا دیگرمسکون نشوی و دیگر جلال تو را در زمین زندگان جای نخواهم داد.و خداوند یهوه می‌گوید: تو را محل وحشت خواهم ساخت که نابود خواهی شد و تو را خواهند طلبید اما تاابدالاباد یافت نخواهی شد.» bible_en_fa And I will make Rabbah a stable for camels, and the Ammonites a couchingplace for flocks: and ye shall know that I am the LORD. و خداوند یهوه می‌گوید: تو را محل وحشت خواهم ساخت که نابود خواهی شد و تو را خواهند طلبید اما تاابدالاباد یافت نخواهی شد.» bible_en_fa For thus saith the Lord GOD; Because thou hast clapped thine hands, and stamped with the feet, and rejoiced in heart with all thy despite against the land of Israel; و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa Behold, therefore I will stretch out mine hand upon thee, and will deliver thee for a spoil to the heathen; and I will cut thee off from the people, and I will cause thee to perish out of the countries: I will destroy thee; and thou shalt know that I am the LORD. «اما تو‌ای پسر انسان برای صور مرثیه بخوان! bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; Because that Moab and Seir do say, Behold, the house of Judah is like unto all the heathen; و به صور بگو: ای که نزد مدخل دریاساکنی و برای جزیره های بسیار تاجر طوایف می‌باشی! خداوند یهوه چنین می‌گوید: ای صورتو گفته‌ای که من کمال زیبایی هستم. bible_en_fa Therefore, behold, I will open the side of Moab from the cities, from his cities which are on his frontiers, the glory of the country, Beth-jeshimoth, Baal-meon, and Kiriathaim, حدود تودر وسط دریا است و بنایانت زیبایی تو را کامل ساخته‌اند. bible_en_fa Unto the men of the east with the Ammonites, and will give them in possession, that the Ammonites may not be remembered among the nations. همه تخته هایت را از صنوبر سنیرساختند و سرو آزاد لبنان را گرفتند تا دکلها برای تو بسازند. bible_en_fa And I will execute judgments upon Moab; and they shall know that I am the LORD. پاروهایت را از بلوطهای باشان ساختند و نشیمنهایت را از شمشاد جزایر کتیم که به عاج منبط شده بود ترتیب دادند. bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; Because that Edom hath dealt against the house of Judah by taking vengeance, and hath greatly offended, and revenged himself upon them; کتان مطرز مصری بادبان تو بود تا برای تو علمی بشود. و شراع تو از آسمانجونی و ارغوان از جزایرالیشه بود. bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD; I will also stretch out mine hand upon Edom, and will cut off man and beast from it; and I will make it desolate from Teman; and they of Dedan shall fall by the sword. اهل سیدون و ارواد پاروزن تو بودندو حکمای تو‌ای صور که در تو بودند ناخدایان توبودند. bible_en_fa And I will lay my vengeance upon Edom by the hand of my people Israel: and they shall do in Edom according to mine anger and according to my fury; and they shall know my vengeance, saith the Lord GOD. مشایخ جبیل و حکمایش در تو بوده، قلافان تو بودند. تمامی کشتیهای دریا و ملاحان آنها در تو بودند تا برای تو تجارت نمایند. bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; Because the Philistines have dealt by revenge, and have taken vengeance with a despiteful heart, to destroy it for the old hatred; فارس و لود و فوط در افواجت مردان جنگی تو بودند. سپرها و خودها بر تو آویزان کرده، ایشان تو را زینت دادند. bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD; Behold, I will stretch out mine hand upon the Philistines, and I will cut off the Cherethims, and destroy the remnant of the sea coast. بنی ارواد با سپاهیانت بر حصارهایت از هر طرف و جمادیان بربرجهایت بودند. و سپرهای خود را برحصارهایت از هر طرف آویزان کرده، ایشان زیبایی تو را کامل ساختند. bible_en_fa And I will execute great vengeance upon them with furious rebukes; and they shall know that I am the LORD, when I shall lay my vengeance upon them. ترشیش به فراوانی هر قسم اموال سوداگران تو بودند. نقره و آهن وروی و سرب به عوض بضاعت تو می‌دادند. bible_en_fa And it came to pass in the eleventh year, in the first day of the month, that the word of the LORD came unto me, saying, یاوان و توبال و ماشک سوداگران تو بودند. bible_en_fa Son of man, because that Tyrus hath said against Jerusalem, Aha, she is broken that was the gates of the people: she is turned unto me: I shall be replenished, now she is laid waste: اهل خاندان توجرمه اسبان و سواران و قاطران به عوض بضاعت تو می‌دادند. bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD; Behold, I am against thee, O Tyrus, and will cause many nations to come up against thee, as the sea causeth his waves to come up. بنی ددان سوداگران تو و جزایر بسیار بازارگانان دست تو بودند. شاخهای عاج و آبنوس را با تومعاوضت می‌کردند. bible_en_fa And they shall destroy the walls of Tyrus, and break down her towers: I will also scrape her dust from her, and make her like the top of a rock. ارام به فراوانی صنایع توسوداگران تو بودند. بهرمان و ارغوان و پارچه های قلابدوزی و کتان نازک و مرجان و لعل به عوض بضاعت تو می‌دادند. bible_en_fa It shall be a place for the spreading of nets in the midst of the sea: for I have spoken it, saith the Lord GOD: and it shall become a spoil to the nations. یهودا و زمین اسرائیل سوداگران تو بودند، گندم منیت و حلوا و عسل وروغن و بلسان به عوض متاع تو می‌دادند. bible_en_fa And her daughters which are in the field shall be slain by the sword; and they shall know that I am the LORD. دمشق به فراوانی صنایع تو و کثرت هر قسم اموال با شراب حلبون و پشم سفید با تو سودامی کردند. bible_en_fa For thus saith the Lord GOD; Behold, I will bring upon Tyrus Nebuchadrezzar king of Babylon, a king of kings, from the north, with horses, and with chariots, and with horsemen, and companies, and much people. ودان و یاوان ریسمان به عوض بضاعت تو می‌دادند. آهن مصنوع و سلیخه وقصب الذریره از متاعهای تو بود. bible_en_fa He shall slay with the sword thy daughters in the field: and he shall make a fort against thee, and cast a mount against thee, and lift up the buckler against thee. ددان با زین پوشهای نفیس به جهت سواری سوداگران توبودند. bible_en_fa And he shall set engines of war against thy walls, and with his axes he shall break down thy towers. عرب و همه سروران قیدار بازارگانان دست تو بودند. با بره‌ها و قوچها و بزها با تو داد وستد می‌کردند. bible_en_fa By reason of the abundance of his horses their dust shall cover thee: thy walls shall shake at the noise of the horsemen, and of the wheels, and of the chariots, when he shall enter into thy gates, as men enter into a city wherein is made a breach. تجار شبا و رعمه سوداگران توبودند. بهترین همه ادویه جات و هرگونه سنگ گرانبها و طلا به عوض بضاعت تو می‌دادند. bible_en_fa With the hoofs of his horses shall he tread down all thy streets: he shall slay thy people by the sword, and thy strong garrisons shall go down to the ground. حران و کنه و عدن و تجار شبا و آشور و کلمدسوداگران تو بودند. bible_en_fa And they shall make a spoil of thy riches, and make a prey of thy merchandise: and they shall break down thy walls, and destroy thy pleasant houses: and they shall lay thy stones and thy timber and thy dust in the midst of the water. اینان با نفایس و رداهای آسمانجونی و قلابدوزی و صندوقهای پر ازرختهای فاخر ساخته شده از چوب سرو آزاد وبسته شده با ریسمانها در بازارهای تو سوداگران تو بودند. bible_en_fa And I will cause the noise of thy songs to cease; and the sound of thy harps shall be no more heard. کشتیهای ترشیش قافله های متاع توبودند. پس در وسط دریا توانگر و بسیار معززگردیدی. bible_en_fa And I will make thee like the top of a rock: thou shalt be a place to spread nets upon; thou shalt be built no more: for I the LORD have spoken it, saith the Lord GOD. پاروزنانت تو را به آبهای عظیم بردند و باد شرقی تو را در میان دریا شکست. bible_en_fa Thus saith the Lord GOD to Tyrus; Shall not the isles shake at the sound of thy fall, when the wounded cry, when the slaughter is made in the midst of thee? اموال و بضاعت و متاع و ملاحان و ناخدایان وقلافان و سوداگران و جمیع مردان جنگی که درتو بودند، با تمامی جمعیتی که در میان تو بودنددر روز انهدام تو در وسط دریا افتادند. bible_en_fa Then all the princes of the sea shall come down from their thrones, and lay away their robes, and put off their broidered garments: they shall clothe themselves with trembling; they shall sit upon the ground, and shall tremble at every moment, and be astonished at thee. «از آواز فریاد ناخدایانت ساحلها متزلزل گردید. bible_en_fa And they shall take up a lamentation for thee, and say to thee, How art thou destroyed, that wast inhabited of seafaring men, the renowned city, which wast strong in the sea, she and her inhabitants, which cause their terror to be on all that haunt it! و جمیع پاروزنان و ملاحان و همه ناخدایان دریا از کشتیهای خود فرود آمده، درزمین می‌ایستند. bible_en_fa Now shall the isles tremble in the day of thy fall; yea, the isles that are in the sea shall be troubled at thy departure. و برای تو آواز خود را بلندکرده، به تلخی ناله می‌کنند و خاک بر سر خودریخته، در خاکستر می‌غلطند. bible_en_fa For thus saith the Lord GOD; When I shall make thee a desolate city, like the cities that are not inhabited; when I shall bring up the deep upon thee, and great waters shall cover thee; و برای تو موی خود را کنده، پلاس می‌پوشند و با مرارت جان ونوحه تلخ برای تو گریه می‌کنند. bible_en_fa When I shall bring thee down with them that descend into the pit, with the people of old time, and shall set thee in the low parts of the earth, in places desolate of old, with them that go down to the pit, that thou be not inhabited; and I shall set glory in the land of the living; و در نوحه خود برای تو مرثیه می‌خوانند. و بر تو نوحه گری نموده، می‌گویند: کیست مثل صور و کیست مثل آن شهری که در میان دریا خاموش شده است؟ bible_en_fa I will make thee a terror, and thou shalt be no more: though thou be sought for, yet shalt thou never be found again, saith the Lord GOD. هنگامی که بضاعت تو از دریا بیرون می‌آمد، قومهای بسیاری را سیر می‌گردانیدی و پادشاهان جهان را به فراوانی اموال و متاع خود توانگرمی ساختی. bible_en_fa The word of the LORD came again unto me, saying, اما چون از دریا، در عمق های آبهاشکسته شدی، متاع و تمامی جمعیت تو درمیانت تلف شد. bible_en_fa Now, thou son of man, take up a lamentation for Tyrus; جمیع ساکنان جزایر به‌سبب تو متحیر گشته و پادشاهان ایشان به شدت دهشت زده و پریشان حال گردیده‌اند.تجارقوم‌ها بر تو صفیر می‌زنند و تو محل دهشت گردیده، دیگر تا به ابد نخواهی بود.» bible_en_fa And say unto Tyrus, O thou that art situate at the entry of the sea, which art a merchant of the people for many isles, Thus saith the Lord GOD; O Tyrus, thou hast said, I am of perfect beauty. تجارقوم‌ها بر تو صفیر می‌زنند و تو محل دهشت گردیده، دیگر تا به ابد نخواهی بود.» bible_en_fa Thy borders are in the midst of the seas, thy builders have perfected thy beauty. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa They have made all thy ship boards of fir trees of Senir: they have taken cedars from Lebanon to make masts for thee. «ای پسر انسان به رئیس صور بگو: خداوند یهوه چنین می‌فرماید: چونکه دلت مغرور شده است و می‌گویی که من خدا هستم وبر کرسی خدایان در وسط دریا نشسته‌ام، و هرچند انسان هستی و نه خدا لیکن دل خود را ماننددل خدایان ساخته‌ای. bible_en_fa Of the oaks of Bashan have they made thine oars; the company of the Ashurites have made thy benches of ivory, brought out of the isles of Chittim. اینک تو از دانیال حکیم تر هستی و هیچ سری از تو مخفی نیست؟ bible_en_fa Fine linen with broidered work from Egypt was that which thou spreadest forth to be thy sail; blue and purple from the isles of Elishah was that which covered thee. و به حکمت و فطانت خویش توانگری برای خود اندوخته و طلا و نقره در خزاین خود جمع نموده‌ای. bible_en_fa The inhabitants of Zidon and Arvad were thy mariners: thy wise men, O Tyrus, that were in thee, were thy pilots. به فراوانی حکمت و تجارت خویش دولت خود را افزوده‌ای پس به‌سبب توانگریت دلت مغرور گردیده است.» bible_en_fa The ancients of Gebal and the wise men thereof were in thee thy calkers: all the ships of the sea with their mariners were in thee to occupy thy merchandise. بنابراین خداوندیهوه چنین می‌فرماید: «چونکه تو دل خود را مثل دل خدایان گردانیده‌ای، bible_en_fa They of Persia and of Lud and of Phut were in thine army, thy men of war: they hanged the shield and helmet in thee; they set forth thy comeliness. پس اینک من غریبان وستم کیشان امت‌ها را بر تو خواهم آورد که شمشیرهای خود را به ضد زیبایی حکمت توکشیده، جمال تو را ملوث سازند. bible_en_fa The men of Arvad with thine army were upon thy walls round about, and the Gammadims were in thy towers: they hanged their shields upon thy walls round about; they have made thy beauty perfect. و تو را به هاویه فرود آورند. پس به مرگ آنانی که در میان دریا کشته شوند خواهی مرد. bible_en_fa Tarshish was thy merchant by reason of the multitude of all kind of riches; with silver, iron, tin, and lead, they traded in thy fairs. آیا به حضورقاتلان خود خواهی گفت که من خدا هستم؟ نی بلکه در دست قاتلانت انسان خواهی بود و نه خدا. bible_en_fa Javan, Tubal, and Meshech, they were thy merchants: they traded the persons of men and vessels of brass in thy market. از دست غریبان به مرگ نامختونان کشته خواهی شد، زیرا خداوند یهوه می‌فرماید که من این را گفته‌ام.» bible_en_fa They of the house of Togarmah traded in thy fairs with horses and horsemen and mules. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa The men of Dedan were thy merchants; many isles were the merchandise of thine hand: they brought thee for a present horns of ivory and ebony. «ای پسر انسان برای پادشاه صور مرثیه بخوان و وی را بگو خداوند یهوه چنین می‌فرماید: توخاتم کمال و مملو حکمت و کامل جمال هستی. bible_en_fa Syria was thy merchant by reason of the multitude of the wares of thy making: they occupied in thy fairs with emeralds, purple, and broidered work, and fine linen, and coral, and agate. در عدن در باغ خدا بودی و هر گونه سنگ گرانبها از عقیق احمر و یاقوت اصفر و عقیق سفید و زبرجد و جزع و یشب و یاقوت کبود و بهرمان و زمرد پوشش تو بود. و صنعت دفها ونایهایت در تو از طلا بود که در روز خلقت تو آنهامهیا شده بود. bible_en_fa Judah, and the land of Israel, they were thy merchants: they traded in thy market wheat of Minnith, and Pannag, and honey, and oil, and balm. تو کروبی مسح شده سایه‌گستربودی. و تو را نصب نمودم تا بر کوه مقدس خدابوده باشی. و در میان سنگهای آتشین می‌خرامیدی. bible_en_fa Damascus was thy merchant in the multitude of the wares of thy making, for the multitude of all riches; in the wine of Helbon, and white wool. از روزی که آفریده شدی تاوقتی که بی‌انصافی در تو یافت شد به رفتار خودکامل بودی. bible_en_fa Dan also and Javan going to and fro occupied in thy fairs: bright iron, cassia, and calamus, were in thy market. اما از کثرت سوداگریت بطن تو رااز ظلم پر ساختند. پس خطا ورزیدی و من تو رااز کوه خدا بیرون انداختم. و تو را‌ای کروبی سایه‌گستر، از میان سنگهای آتشین تلف نمودم. bible_en_fa Dedan was thy merchant in precious clothes for chariots. دل تو از زیباییت مغرور گردید و به‌سبب جمالت حکمت خود را فاسد گردانیدی. لهذا تورا بر زمین می‌اندازم و تو را پیش روی پادشاهان می‌گذارم تا بر تو بنگرند. bible_en_fa Arabia, and all the princes of Kedar, they occupied with thee in lambs, and rams, and goats: in these were they thy merchants. به کثرت گناهت وبی انصافی تجارتت مقدس های خویش رابی عصمت ساختی. پس آتشی از میانت بیرون می‌آورم که تو را بسوزاند و تو را به نظر جمیع بینندگانت بر روی زمین خاکستر خواهم ساخت. bible_en_fa The merchants of Sheba and Raamah, they were thy merchants: they occupied in thy fairs with chief of all spices, and with all precious stones, and gold. و همه آشنایانت از میان قوم‌ها بر تو متحیرخواهند شد. و تو محل دهشت شده، دیگر تا به ابد نخواهی بود.» bible_en_fa Haran, and Canneh, and Eden, the merchants of Sheba, Assur, and Chilmad, were thy merchants. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa These were thy merchants in all sorts of things, in blue clothes, and broidered work, and in chests of rich apparel, bound with cords, and made of cedar, among thy merchandise. «ای پسر انسان نظر خود را بر صیدون بدار و به ضدش نبوت نما. bible_en_fa The ships of Tarshish did sing of thee in thy market: and thou wast replenished, and made very glorious in the midst of the seas. و بگو خداوند یهوه چنین می‌فرماید: اینک‌ای صیدون من به ضد تو هستم وخویشتن را در میان تو تمجید خواهم نمود. وحینی که بر او داوری کرده و خویشتن را در وی تقدیس نموده باشم، آنگاه خواهند دانست که من یهوه هستم. bible_en_fa Thy rowers have brought thee into great waters: the east wind hath broken thee in the midst of the seas. و وبا در او و خون در کوچه هایش خواهم فرستاد. و مجروحان به شمشیری که ازهر طرف بر او می‌آید در میانش خواهند افتاد. پس خواهند دانست که من یهوه هستم. bible_en_fa Thy riches, and thy fairs, thy merchandise, thy mariners, and thy pilots, thy calkers, and the occupiers of thy merchandise, and all thy men of war, that are in thee, and in all thy company which is in the midst of thee, shall fall into the midst of the seas in the day of thy ruin. و باردیگر برای خاندان اسرائیل از جمیع مجاوران ایشان که ایشان را خوار می‌شمارند، خاری خلنده و شوک رنج آورنده نخواهند بود. پس خواهند دانست که من خداوند یهوه می‌باشم.» bible_en_fa The suburbs shall shake at the sound of the cry of thy pilots. خداوند یهوه چنین می‌گوید: «هنگامی که خاندان اسرائیل را از قوم هایی که در میان ایشان پراکنده شده‌اند جمع نموده، خویشتن را از ایشان به نظر امت‌ها تقدیس کرده باشم، آنگاه در زمین خودشان که به بنده خود یعقوب داده‌ام ساکن خواهند شد.و در آن به امنیت ساکن شده، خانه‌ها بنا خواهند نمود و تاکستانها غرس خواهند ساخت. و چون بر جمیع مجاوران ایشان که ایشان را حقیر می‌شمارند داوری کرده باشم، آنگاه به امنیت ساکن شده، خواهند دانست که من یهوه خدای ایشان می‌باشم.» bible_en_fa And all that handle the oar, the mariners, and all the pilots of the sea, shall come down from their ships, they shall stand upon the land; و در آن به امنیت ساکن شده، خانه‌ها بنا خواهند نمود و تاکستانها غرس خواهند ساخت. و چون بر جمیع مجاوران ایشان که ایشان را حقیر می‌شمارند داوری کرده باشم، آنگاه به امنیت ساکن شده، خواهند دانست که من یهوه خدای ایشان می‌باشم.» bible_en_fa And shall cause their voice to be heard against thee, and shall cry bitterly, and shall cast up dust upon their heads, they shall wallow themselves in the ashes: و در روز دوازدهم ماه دهم از سال دهم کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa And they shall make themselves utterly bald for thee, and gird them with sackcloth, and they shall weep for thee with bitterness of heart and bitter wailing. «ای پسر انسان نظر خود را به طرف فرعون پادشاه مصر بدار و به ضد او و تمامی مصر نبوت نما. bible_en_fa And in their wailing they shall take up a lamentation for thee, and lament over thee, saying, What city is like Tyrus, like the destroyed in the midst of the sea? و متکلم شده، بگو: خداوند یهوه چنین می‌فرماید: اینک‌ای فرعون پادشاه مصر من به ضد تو هستم. ای اژدهای بزرگ که در میان نهرهایت خوابیده‌ای و می‌گویی نهر من از آن من است و من آن را به جهت خود ساخته‌ام! bible_en_fa When thy wares went forth out of the seas, thou filledst many people; thou didst enrich the kings of the earth with the multitude of thy riches and of thy merchandise. لهذاقلابها در چانه ات می‌گذارم و ماهیان نهرهایت رابه فلسهایت خواهم چسپانید و تو را از میان نهرهایت بیرون خواهم کشید و تمامی ماهیان نهرهایت به فلسهای تو خواهند چسپید. bible_en_fa In the time when thou shalt be broken by the seas in the depths of the waters thy merchandise and all thy company in the midst of thee shall fall. و تو رابا تمامی ماهیان نهرهایت در بیابان پراکنده خواهم ساخت و به روی صحرا افتاده، بار دیگرتو را جمع نخواهند کرد و فراهم نخواهند‌آورد. و تو را خوراک حیوانات زمین و مرغان هواخواهم ساخت. bible_en_fa All the inhabitants of the isles shall be astonished at thee, and their kings shall be sore afraid, they shall be troubled in their countenance. و جمیع ساکنان مصر خواهنددانست که من یهوه هستم چونکه ایشان برای خاندان اسرائیل عصای نئین بودند. bible_en_fa The merchants among the people shall hiss at thee; thou shalt be a terror, and never shalt be any more. چون دست تو را گرفتند، خرد شدی. و کتفهای جمیع ایشان را چاک زدی. و چون بر تو تکیه نمودند، شکسته شدی. و کمرهای جمیع ایشان را لرزان گردانیدی.» bible_en_fa The word of the LORD came again unto me, saying, بنابراین خداوند یهوه چنین می‌فرماید: «اینک من بر تو شمشیری آورده، انسان و بهایم رااز تو منقطع خواهم ساخت. bible_en_fa Son of man, say unto the prince of Tyrus, Thus saith the Lord GOD; Because thine heart is lifted up, and thou hast said, I am a God, I sit in the seat of God, in the midst of the seas; yet thou art a man, and not God, though thou set thine heart as the heart of God: و زمین مصر ویران و خراب خواهد شد. پس خواهند دانست که من یهوه هستم، چونکه می‌گفت: نهر از آن من است ومن آن را ساخته‌ام. bible_en_fa Behold, thou art wiser than Daniel; there is no secret that they can hide from thee: بنابراین اینک من به ضد توو به ضد نهرهایت هستم و زمین مصر را از مجدل تا اسوان و تا حدود حبشستان بالکل خراب وویران خواهم ساخت. bible_en_fa With thy wisdom and with thine understanding thou hast gotten thee riches, and hast gotten gold and silver into thy treasures: که پای انسان از آن عبور ننماید و پای حیوان از آن گذر نکند و مدت چهل سال مسکون نشود. bible_en_fa By thy great wisdom and by thy traffick hast thou increased thy riches, and thine heart is lifted up because of thy riches: و زمین مصر را درمیان زمینهای ویران ویران خواهم ساخت وشهرهایش در میان شهرهای مخروب مدت چهل سال خراب خواهد ماند. و مصریان را در میان امت‌ها پراکنده و در میان کشورها متفرق خواهم ساخت.» bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD; Because thou hast set thine heart as the heart of God; زیرا خداوند یهوه چنین می‌فرماید: «بعد ازانقضای چهل سال مصریان را از قوم هایی که درمیان آنها پراکنده شوند، جمع خواهم نمود. bible_en_fa Behold, therefore I will bring strangers upon thee, the terrible of the nations: and they shall draw their swords against the beauty of thy wisdom, and they shall defile thy brightness. واسیران مصر را باز آورده، ایشان را به زمین فتروس یعنی به زمین مولد ایشان راجع خواهم گردانید و در آنجا مملکت پست خواهند بود. bible_en_fa They shall bring thee down to the pit, and thou shalt die the deaths of them that are slain in the midst of the seas. و آن پست‌ترین ممالک خواهد بود. و بار دیگربر طوایف برتری نخواهد نمود. و من ایشان راقلیل خواهم ساخت تا برامت‌ها حکمرانی ننمایند. bible_en_fa Wilt thou yet say before him that slayeth thee, I am God? but thou shalt be a man, and no God, in the hand of him that slayeth thee. و آن بار دیگر برای خاندان اسرائیل محل اعتماد نخواهد بود تا بسوی ایشان متوجه شده، گناه را به یاد آورند. پس خواهند دانست که من خداوند یهوه هستم.» bible_en_fa Thou shalt die the deaths of the uncircumcised by the hand of strangers: for I have spoken it, saith the Lord GOD. و در روز اول ماه اول از سال بیست و هفتم کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa Moreover the word of the LORD came unto me, saying, «ای پسرانسان نبوکدرصر پادشاه بابل از لشکر خود به ضدصور خدمت عظیمی گرفت که سرهای همه بی‌مو گردید و دوشهای همه پوست کنده شد. لیکن از صور به جهت خدمتی که به ضد آن نموده بود، خودش و لشکرش هیچ مزد نیافتند.» bible_en_fa Son of man, take up a lamentation upon the king of Tyrus, and say unto him, Thus saith the Lord GOD; Thou sealest up the sum, full of wisdom, and perfect in beauty. لهذا خداوند یهوه چنین می‌فرماید: «اینک من زمین مصر را به نبوکدرصر پادشاه بابل خواهم بخشید. و جمعیت آن را گرفتار کرده، غنیمتش رابه یغما و اموالش را به تاراج خواهد برد تا اجرت لشکرش بشود. bible_en_fa Thou hast been in Eden the garden of God; every precious stone was thy covering, the sardius, topaz, and the diamond, the beryl, the onyx, and the jasper, the sapphire, the emerald, and the carbuncle, and gold: the workmanship of thy tabrets and of thy pipes was prepared in thee in the day that thou wast created. و خداوند یهوه می‌گوید: زمین مصر را به جهت خدمتی که کرده است، اجرت اوخواهم داد چونکه این کار را برای من کرده‌اند.و در آن روز شاخی برای خاندان اسرائیل خواهم رویانید. و دهان تو را در میان ایشان خواهم گشود، پس خواهند دانست که من یهوه هستم.» bible_en_fa Thou art the anointed cherub that covereth; and I have set thee so: thou wast upon the holy mountain of God; thou hast walked up and down in the midst of the stones of fire. و در آن روز شاخی برای خاندان اسرائیل خواهم رویانید. و دهان تو را در میان ایشان خواهم گشود، پس خواهند دانست که من یهوه هستم.» bible_en_fa Thou wast perfect in thy ways from the day that thou wast created, till iniquity was found in thee. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa By the multitude of thy merchandise they have filled the midst of thee with violence, and thou hast sinned: therefore I will cast thee as profane out of the mountain of God: and I will destroy thee, O covering cherub, from the midst of the stones of fire. «ای پسر انسان نبوت کرده، بگو: خداوند یهوه چنین می‌فرماید: ولوله کنید وبگویید وای برآن روز! bible_en_fa Thine heart was lifted up because of thy beauty, thou hast corrupted thy wisdom by reason of thy brightness: I will cast thee to the ground, I will lay thee before kings, that they may behold thee. زیرا که آن روز نزدیک است و روز خداوند نزدیک است! روز ابرها وزمان امت‌ها خواهد بود! bible_en_fa Thou hast defiled thy sanctuaries by the multitude of thine iniquities, by the iniquity of thy traffick; therefore will I bring forth a fire from the midst of thee, it shall devour thee, and I will bring thee to ashes upon the earth in the sight of all them that behold thee. و شمشیری بر مصرفرود می‌آید. و چون کشتگان در مصر بیفتند، آنگاه درد شدیدی بر حبش مستولی خواهد شد. و جمعیت آن را گرفتار خواهد کرد و اساسهایش منهدم خواهد گردید. bible_en_fa All they that know thee among the people shall be astonished at thee: thou shalt be a terror, and never shalt thou be any more. و حبش و فوط ولود وتمامی قومهای مختلف و کوب و اهل زمین عهدهمراه ایشان به شمشیر خواهند افتاد.» bible_en_fa Again the word of the LORD came unto me, saying, وخداوند چنین می‌فرماید: «معاونان مصر خواهندافتاد و فخر قوت آن فرود خواهد آمد. و ازمجدل تا اسوان در میان آن به شمشیر خواهندافتاد. قول خداوند یهوه این است. bible_en_fa Son of man, set thy face against Zidon, and prophesy against it, و در میان زمینهای ویران ویران خواهند شد و شهرهایش در میان و شهرهای مخروب خواهد بود. bible_en_fa And say, Thus saith the Lord GOD; Behold, I am against thee, O Zidon; and I will be glorified in the midst of thee: and they shall know that I am the LORD, when I shall have executed judgments in her, and shall be sanctified in her. وچون آتشی در مصر افروخته باشم و جمیع انصارش شکسته شوند، آنگاه خواهند دانست که من یهوه هستم. bible_en_fa For I will send into her pestilence, and blood into her streets; and the wounded shall be judged in the midst of her by the sword upon her on every side; and they shall know that I am the LORD. در آن روز قاصدان از حضور من به کشتیها بیرون رفته، حبشیان مطمئن را خواهندترسانید. و بر ایشان درد شدیدی مثل روز مصرمستولی خواهد شد، زیرا اینک آن می‌آید.» bible_en_fa And there shall be no more a pricking brier unto the house of Israel, nor any grieving thorn of all that are round about them, that despised them; and they shall know that I am the Lord GOD. وخداوند یهوه چنین می‌گوید: «من جمعیت مصررا به‌دست نبوکدرصر پادشاه بابل تباه خواهم ساخت. bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; When I shall have gathered the house of Israel from the people among whom they are scattered, and shall be sanctified in them in the sight of the heathen, then shall they dwell in their land that I have given to my servant Jacob. او با قوم خود و ستمکیشان امت هاآورده خواهند شد تا آن زمین ویران را سازند. وشمشیرهای خود را بر مصر کشیده، زمین را از کشتگان پر خواهند ساخت. bible_en_fa And they shall dwell safely therein, and shall build houses, and plant vineyards; yea, they shall dwell with confidence, when I have executed judgments upon all those that despise them round about them; and they shall know that I am the LORD their God. و نهرها را خشک گردانیده، زمین را به‌دست اشرار خواهم فروخت. و زمین را با هرچه در آن است، به‌دست غریبان ویران خواهم ساخت. من که یهوه هستم گفته‌ام.» bible_en_fa In the tenth year, in the tenth month, in the twelfth day of the month, the word of the LORD came unto me, saying, و خداوند یهوه چنین می‌فرماید: «بتها رانابود ساخته، اصنام را از نوف تلف خواهم نمود. و بار دیگر رئیسی از زمین مصر نخواهدبرخاست. و خوف بر زمین مصر مستولی خواهم ساخت. bible_en_fa Son of man, set thy face against Pharaoh king of Egypt, and prophesy against him, and against all Egypt: و فترس را خراب نموده، آتشی درصوعن خواهم افروخت. و بر نو داوری خواهم نمود. bible_en_fa Speak, and say, Thus saith the Lord GOD; Behold, I am against thee, Pharaoh king of Egypt, the great dragon that lieth in the midst of his rivers, which hath said, My river is mine own, and I have made it for myself. و غضب خود را برسین که ملاذ مصراست ریخته، جمعیت نو را منقطع خواهم ساخت. bible_en_fa But I will put hooks in thy jaws, and I will cause the fish of thy rivers to stick unto thy scales, and I will bring thee up out of the midst of thy rivers, and all the fish of thy rivers shall stick unto thy scales. و چون آتشی در مصر افروخته باشم، سین به درد سخت مبتلا و نومفتوح خواهد شد. وخصمان در وقت روز بر نوف خواهند آمد. bible_en_fa And I will leave thee thrown into the wilderness, thee and all the fish of thy rivers: thou shalt fall upon the open fields; thou shalt not be brought together, nor gathered: I have given thee for meat to the beasts of the field and to the fowls of the heaven. جوانان آون و فیبست به شمشیر خواهند افتادو اهل آنها به اسیری خواهند رفت. bible_en_fa And all the inhabitants of Egypt shall know that I am the LORD, because they have been a staff of reed to the house of Israel. و روزدرتحفنحیس تاریک خواهد شد حینی که یوغهای مصر را در آنجا شکسته باشم و فخرقوتش در آن تلف شده باشد. و ابرها آن را خواهدپوشانید و دخترانش به اسیری خواهند رفت. bible_en_fa When they took hold of thee by thy hand, thou didst break, and rend all their shoulder: and when they leaned upon thee, thou brakest, and madest all their loins to be at a stand. پس چون بر مصر داوری کرده باشم، آنگاه خواهند دانست که من یهوه هستم.» bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD; Behold, I will bring a sword upon thee, and cut off man and beast out of thee. و در روز هفتم ماه اول از سال یازدهم، کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa And the land of Egypt shall be desolate and waste; and they shall know that I am the LORD: because he hath said, The river is mine, and I have made it. «ای پسر انسان بازوی فرعون پادشاه مصر را خواهم شکست. واینک شکسته بندی نخواهد شد و بر آن مرهم نخواهند گذارد و کرباس نخواهند بست تا قادر برگرفتن شمشیر بشود. bible_en_fa Behold, therefore I am against thee, and against thy rivers, and I will make the land of Egypt utterly waste and desolate, from the tower of Syene even unto the border of Ethiopia. بنابراین خداوند یهوه چنین می‌گوید: هان من به ضد فرعون پادشاه مصرهستم و هر دو بازوی او هم درست و هم شکسته را خرد خواهم کرد و شمشیر را از دستش خواهم انداخت. bible_en_fa No foot of man shall pass through it, nor foot of beast shall pass through it, neither shall it be inhabited forty years. و مصریان را در میان امت‌ها پراکنده و در میان کشورها متفرق خواهم ساخت. bible_en_fa And I will make the land of Egypt desolate in the midst of the countries that are desolate, and her cities among the cities that are laid waste shall be desolate forty years: and I will scatter the Egyptians among the nations, and will disperse them through the countries. وبازوهای پادشاه بابل را تقویت نموده، شمشیرخود را به‌دست او خواهم داد. و بازوهای فرعون را خواهم شکست که به حضور وی به ناله کشتگان ناله خواهد کرد. bible_en_fa Yet thus saith the Lord GOD; At the end of forty years will I gather the Egyptians from the people whither they were scattered: پس بازوهای پادشاه بابل را تقویت خواهم نمود. و بازوهای فرعون خواهد افتاد و چون شمشیر خود را به‌دست پادشاه بابل داده باشم و او آن را بر زمین مصر درازکرده باشد، آنگاه خواهند دانست که من یهوه هستم.و چون مصریان را در میان امت هاپراکنده و ایشان را در کشورها متفرق ساخته باشم، ایشان خواهند دانست که من یهوه هستم.» bible_en_fa And I will bring again the captivity of Egypt, and will cause them to return into the land of Pathros, into the land of their habitation; and they shall be there a base kingdom. و چون مصریان را در میان امت هاپراکنده و ایشان را در کشورها متفرق ساخته باشم، ایشان خواهند دانست که من یهوه هستم.» bible_en_fa It shall be the basest of the kingdoms; neither shall it exalt itself any more above the nations: for I will diminish them, that they shall no more rule over the nations. و در روز اول ماه سوم از سال یازدهم، کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa And it shall be no more the confidence of the house of Israel, which bringeth their iniquity to remembrance, when they shall look after them: but they shall know that I am the Lord GOD. «ای پسر انسان به فرعون پادشاه مصر و به جمعیت او بگو: کیست که در بزرگیت به اوشباهت داری؟ bible_en_fa And it came to pass in the seven and twentieth year, in the first month, in the first day of the month, the word of the LORD came unto me, saying, اینک آشور سرو آزاد لبنان باشاخه های جمیل و برگهای سایه‌گستر و قد بلندمی بود و سر او به ابرها می‌بود. bible_en_fa Son of man, Nebuchadrezzar king of Babylon caused his army to serve a great service against Tyrus: every head was made bald, and every shoulder was peeled: yet had he no wages, nor his army, for Tyrus, for the service that he had served against it: آبها او را نمو داد. و لجه او را بلند ساخت که نهرهای آنها بهر طرف بوستان آن جاری می‌شد و جویهای خویش رابطرف همه درختان صحرا روان می‌ساخت. bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD; Behold, I will give the land of Egypt unto Nebuchadrezzar king of Babylon; and he shall take her multitude, and take her spoil, and take her prey; and it shall be the wages for his army. ازاین جهت قد او از جمیع درختان صحرا بلندترشده، شاخه هایش زیاده گردید و اغصان خود رانمو داده، آنها از کثرت آبها بلند شد. bible_en_fa I have given him the land of Egypt for his labour wherewith he served against it, because they wrought for me, saith the Lord GOD. و همه مرغان هوا در شاخه هایش آشیانه ساختند. وتمامی حیوانات صحرا زیر اغصانش بچه آوردند. و جمیع امت های عظیم در سایه‌اش سکنی گرفتند. bible_en_fa In that day will I cause the horn of the house of Israel to bud forth, and I will give thee the opening of the mouth in the midst of them; and they shall know that I am the LORD. پس در بزرگی خود و در درازی شاخه های خویش خوشنما شد چونکه ریشه‌اش نزد آبهای بسیار بود. bible_en_fa The word of the LORD came again unto me, saying, سروهای آزاد باغ خدا آن را نتوانست پنهان کرد. و صنوبرها به شاخه هایش مشابهت نداشت. و چنارها مثل اغصانش نبودبلکه هیچ درخت در باغ خدا به زیبایی او مشابه نبود. bible_en_fa Son of man, prophesy and say, Thus saith the Lord GOD; Howl ye, Woe worth the day من او را به کثرت شاخه هایش به حدی زیبایی دادم که همه درختان عدن که در باغ خدابود بر او حسد بردند.» bible_en_fa For the day is near, even the day of the LORD is near, a cloudy day; it shall be the time of the heathen. بنابراین خداوند یهوه چنین می‌فرماید: «چونکه قد تو بلند شده است، و او سر خود را درمیان ابرها برافراشته و دلش از بلندیش مغرورگردیده است، bible_en_fa And the sword shall come upon Egypt, and great pain shall be in Ethiopia, when the slain shall fall in Egypt, and they shall take away her multitude, and her foundations shall be broken down. از این جهت من او را به‌دست قوی ترین (پادشاه ) امت‌ها تسلیم خواهم نمود واو آنچه را که می‌باید به وی خواهد کرد. و من او رابه‌سبب شرارتش بیرون خواهم‌انداخت. bible_en_fa Ethiopia, and Libya, and Lydia, and all the mingled people, and Chub, and the men of the land that is in league, shall fall with them by the sword. وغریبان یعنی ستمکیشان امت‌ها او را منقطع ساخته، ترک خواهند نمود. و شاخه هایش برکوهها و در جمیع دره‌ها خواهد افتاد و اغصان اونزد همه وادیهای زمین شکسته خواهد شد. وجمیع قوم های زمین از زیر سایه او فرود آمده، اورا ترک خواهند نمود. bible_en_fa Thus saith the LORD; They also that uphold Egypt shall fall; and the pride of her power shall come down: from the tower of Syene shall they fall in it by the sword, saith the Lord GOD. و همه مرغان هوا بر تنه افتاده او آشیانه گرفته، تمامی حیوانات صحرا برشاخه هایش ساکن خواهند شد. bible_en_fa And they shall be desolate in the midst of the countries that are desolate, and her cities shall be in the midst of the cities that are wasted. تا آنکه هیچکدام از درختانی که نزد آبها می‌باشند قدخود را بلند نکنند و سرهای خود را در میان ابرهابرنیفرازند. و زورآوران آنها از همگانی که سیراب می‌باشند، در بلندی خود نایستند. زیرا که جمیع آنها در اسفلهای زمین در میان پسران انسانی که به هاویه فرود می‌روند به مرگ تسلیم شده‌اند.» bible_en_fa And they shall know that I am the LORD, when I have set a fire in Egypt, and when all her helpers shall be destroyed. و خداوند یهوه چنین می‌گوید: «در روزی که او به عالم اموات فرود می‌رود، من ماتمی برپامی نمایم و لجه را برای وی پوشانیده، نهرهایش را باز خواهم داشت. و آبهای عظیم باز داشته خواهد شد و لبنان را برای وی سوگوار خواهم کرد. و جمیع درختان صحرا برایش ماتم خواهندگرفت. bible_en_fa In that day shall messengers go forth from me in ships to make the careless Ethiopians afraid, and great pain shall come upon them, as in the day of Egypt: for, lo, it cometh. و چون او را با آنانی که به هاویه فرودمی روند به عالم اموات فرود آورم، آنگاه امت هارا از صدای انهدامش متزلزل خواهم ساخت. وجمیع درختان عدن یعنی برگزیده و نیکوترین لبنان از همگانی که سیراب می‌شوند، در اسفلهای زمین تسلی خواهند یافت. bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; I will also make the multitude of Egypt to cease by the hand of Nebuchadrezzar king of Babylon. و ایشان نیز بامقتولان شمشیر و انصارش که در میان امت‌ها زیرسایه او ساکن می‌بودند، همراه وی به عالم اموات فرود خواهند رفت.به کدام‌یک از درختان عدن در جلال و عظمت چنین شباهت داشتی؟ اما با درختان عدن به اسفلهای زمین تو را فرودخواهند‌آورد و در میان نامختونان با مقتولان شمشیر خواهی خوابید. خداوند یهوه می‌گویدکه فرعون و تمامی جماعتش این است.» bible_en_fa He and his people with him, the terrible of the nations, shall be brought to destroy the land: and they shall draw their swords against Egypt, and fill the land with the slain. به کدام‌یک از درختان عدن در جلال و عظمت چنین شباهت داشتی؟ اما با درختان عدن به اسفلهای زمین تو را فرودخواهند‌آورد و در میان نامختونان با مقتولان شمشیر خواهی خوابید. خداوند یهوه می‌گویدکه فرعون و تمامی جماعتش این است.» bible_en_fa And I will make the rivers dry, and sell the land into the hand of the wicked: and I will make the land waste, and all that is therein, by the hand of strangers: I the LORD have spoken it. و در روز اول ماه دوازدهم از سال دوازدهم واقع شد که کلام خداوند برمن نازل شده، گفت: bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; I will also destroy the idols, and I will cause their images to cease out of Noph; and there shall be no more a prince of the land of Egypt: and I will put a fear in the land of Egypt. «ای پسر انسان برای فرعون پادشاه مصر مرثیه بخوان و او را بگو تو به شیرژیان امت‌ها مشابه می‌بودی، اما مانند اژدها دردریا هستی و آب را از بینی خود می‌جهانی و آبهارا به پایهای خود حرکت داده، نهرهای آنها راگل آلود می‌سازی.» bible_en_fa And I will make Pathros desolate, and will set fire in Zoan, and will execute judgments in No. خداوند یهوه چنین می‌گوید: «دام خود را به واسطه گروهی از قوم های عظیم بر تو خواهم گسترانید و ایشان تورا در دام من بر خواهند کشید. bible_en_fa And I will pour my fury upon Sin, the strength of Egypt; and I will cut off the multitude of No. و تو را بر زمین ترک نموده، بر روی صحرا خواهم‌انداخت وهمه مرغان هوا را بر تو فرود آورده، جمیع حیوانات زمین را از تو سیر خواهم ساخت. bible_en_fa And I will set fire in Egypt: Sin shall have great pain, and No shall be rent asunder, and Noph shall have distresses daily. وگوشت تو را بر کوهها نهاده، دره‌ها را از لاش تو پرخواهم کرد. bible_en_fa The young men of Aven and of Pi-beseth shall fall by the sword: and these cities shall go into captivity. و زمینی را که در آن شنا می‌کنی ازخون تو تا به کوهها سیراب می‌کنم که وادیها از توپر خواهد شد. bible_en_fa At Tehaphnehes also the day shall be darkened, when I shall break there the yokes of Egypt: and the pomp of her strength shall cease in her: as for her, a cloud shall cover her, and her daughters shall go into captivity. و هنگامی که تو را منطفی گردانم، آسمان را خواهم پوشانید و ستارگانش راتاریک کرده، آفتاب را به ابرها مستور خواهم ساخت و ماه روشنایی خود را نخواهد داد. bible_en_fa Thus will I execute judgments in Egypt: and they shall know that I am the LORD. وخداوند یهوه می‌فرماید، که تمامی نیرهای درخشنده آسمان را برای تو سیاه کرده، تاریکی بر زمینت خواهم آورد. bible_en_fa And it came to pass in the eleventh year, in the first month, in the seventh day of the month, that the word of the LORD came unto me, saying, و چون هلاکت تو را درمیان امت‌ها بر زمینهایی که ندانسته‌ای آورده باشم، آنگاه دلهای قوم های عظیم را محزون خواهم ساخت. bible_en_fa Son of man, I have broken the arm of Pharaoh king of Egypt; and, lo, it shall not be bound up to be healed, to put a roller to bind it, to make it strong to hold the sword. و قوم های عظیم را بر تومتحیر خواهم ساخت. و چون شمشیر خود راپیش روی ایشان جلوه دهم، پادشاهان ایشان به شدت دهشتناک خواهند شد. و در روز انهدام توهر یک از ایشان برای جان خود هر لحظه‌ای خواهند لرزید.» bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD; Behold, I am against Pharaoh king of Egypt, and will break his arms, the strong, and that which was broken; and I will cause the sword to fall out of his hand. زیرا خداوند یهوه چنین می‌گوید: «شمشیرپادشاه بابل بر تو خواهد آمد. bible_en_fa And I will scatter the Egyptians among the nations, and will disperse them through the countries. و به شمشیرهای جباران که جمیع ایشان از ستمکیشان امت هامی باشند، جمعیت تو را به زیر خواهم‌انداخت. وایشان غرور مصر را نابود ساخته، تمامی جمعیتش هلاک خواهند شد. bible_en_fa And I will strengthen the arms of the king of Babylon, and put my sword in his hand: but I will break Pharaoh's arms, and he shall groan before him with the groanings of a deadly wounded man. و تمامی بهایم او را از کنارهای آبهای عظیم هلاک خواهم ساخت. و پای انسان دیگر آنها را گل آلودنخواهد ساخت. و سم بهایم آنها را گل آلودنخواهد ساخت. bible_en_fa But I will strengthen the arms of the king of Babylon, and the arms of Pharaoh shall fall down; and they shall know that I am the LORD, when I shall put my sword into the hand of the king of Babylon, and he shall stretch it out upon the land of Egypt. آنگاه خداوند یهوه می‌گوید: آبهای آنها را ساکت گردانیده، نهرهای آنها رامانند روغن جاری خواهم ساخت. bible_en_fa And I will scatter the Egyptians among the nations, and disperse them among the countries; and they shall know that I am the LORD. و چون زمین مصر را ویران کنم و آن زمین از هرچه در آن باشد خالی شود و چون جمیع ساکنانش را هلاک کنم، آنگاه خواهند دانست که من یهوه هستم.» bible_en_fa And it came to pass in the eleventh year, in the third month, in the first day of the month, that the word of the LORD came unto me, saying, و خداوند یهوه می‌گوید: «مرثیه‌ای که ایشان خواهند خواند همین است. دختران امت‌ها این مرثیه را خواهند خواند. برای مصر و تمامی جمعیتش این مرثیه را خواهند خواند.» bible_en_fa Son of man, speak unto Pharaoh king of Egypt, and to his multitude; Whom art thou like in thy greatness? و در روز پانزدهم ماه از سال دوازدهم واقع شد که کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa Behold, the Assyrian was a cedar in Lebanon with fair branches, and with a shadowing shroud, and of an high stature; and his top was among the thick boughs. «ای پسر انسان برای جمعیت مصر ولوله نما و هم اورا و هم دختران امت های عظیم را با آنانی که به هاویه فرود می‌روند، به اسفلهای زمین فرود آور. bible_en_fa The waters made him great, the deep set him up on high with her rivers running round about his plants, and sent out her little rivers unto all the trees of the field. از چه کس زیباتر هستی؟ فرود بیا و بانامختونان بخواب. bible_en_fa Therefore his height was exalted above all the trees of the field, and his boughs were multiplied, and his branches became long because of the multitude of waters, when he shot forth. ایشان در میان مقتولان شمشیر خواهند افتاد. (مصر) به شمشیر تسلیم شده است. پس او را و تمامی جمعیتش رابکشید. bible_en_fa All the fowls of heaven made their nests in his boughs, and under his branches did all the beasts of the field bring forth their young, and under his shadow dwelt all great nations. اقویای جباران از میان عالم اموات اورا و انصار او را خطاب خواهند کرد. ایشان نامختون به شمشیر کشته شده، فرود آمده، خواهند خوابید. bible_en_fa Thus was he fair in his greatness, in the length of his branches: for his root was by great waters. «در آنجا آشور و تمامی جمعیت اوهستند. قبرهای ایشان گرداگرد ایشان است وجمیع ایشان کشته شده از شمشیر افتاده‌اند. bible_en_fa The cedars in the garden of God could not hide him: the fir trees were not like his boughs, and the chestnut trees were not like his branches; nor any tree in the garden of God was like unto him in his beauty. که قبرهای ایشان به اسفلهای هاویه قرار داده شد وجمعیت ایشان به اطراف قبرهای ایشان‌اند. bible_en_fa I have made him fair by the multitude of his branches: so that all the trees of Eden, that were in the garden of God, envied him. در آنجاعیلام و تمامی جمعیتش هستند. قبرهای ایشان گرداگرد ایشان است و جمیع ایشان مقتول و ازشمشیر افتاده‌اند و به اسفلهای زمین نامختون فرود رفته‌اند، زیرا که در زمین زندگان باعث هیبت بوده‌اند. پس با آنانی که به هاویه فرود می‌روند، متحمل خجالت خویش خواهند بود. bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD; Because thou hast lifted up thyself in height, and he hath shot up his top among the thick boughs, and his heart is lifted up in his height; بستری برای او و تمامی جمعیتش در میان مقتولان قرارداده‌اند. قبرهای ایشان گرداگرد ایشان است وجمیع ایشان نامختون و مقتول شمشیرند. زیرا که در زمین زندگان باعث هیبت بودند. پس با آنانی که به هاویه فرود می‌روند، متحمل خجالت خویش خواهند بود. در میان کشتگان قرار داده شد. bible_en_fa I have therefore delivered him into the hand of the mighty one of the heathen; he shall surely deal with him: I have driven him out for his wickedness. درآنجا ماشک و توبال و تمامی جمعیت آنهاهستند. قبرهای ایشان گرداگرد ایشان است وجمیع ایشان نامختون و مقتول شمشیرند. زیرا که در زمین زندگان باعث هیبت بودند. bible_en_fa And strangers, the terrible of the nations, have cut him off, and have left him: upon the mountains and in all the valleys his branches are fallen, and his boughs are broken by all the rivers of the land; and all the people of the earth are gone down from his shadow, and have left him. پس ایشان با جباران و نامختونانی که افتاده‌اند که با اسلحه جنگ خویش به هاویه فرود رفته‌اند، نخواهندخوابید. و ایشان شمشیرهای خود را زیر سرهای خود نهادند. و گناه ایشان بر استخوانهای ایشان خواهد بود. زیرا که در زمین زندگان باعث هیبت جباران بودند. bible_en_fa Upon his ruin shall all the fowls of the heaven remain, and all the beasts of the field shall be upon his branches: و اما تو در میان نامختونان شکسته شده، با مقتولان شمشیر خواهی خوابید. bible_en_fa To the end that none of all the trees by the waters exalt themselves for their height, neither shoot up their top among the thick boughs, neither their trees stand up in their height, all that drink water: for they are all delivered unto death, to the nether parts of the earth, in the midst of the children of men, with them that go down to the pit. در آنجا ادوم و پادشاهانش و جمیع سرورانش هستند که در جبروت خود با مقتولان شمشیرقرار داده شدند. و ایشان با نامختونان و آنانی که به هاویه فرود می‌روند خواهند خوابید. bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; In the day when he went down to the grave I caused a mourning: I covered the deep for him, and I restrained the floods thereof, and the great waters were stayed: and I caused Lebanon to mourn for him, and all the trees of the field fainted for him. در آنجاجمیع روسای شمال و همه صیدونیان هستند که با مقتولان فرود رفتند. از هیبتی که به جبروت خویش باعث آن بودند، خجل خواهند شد. پس با مقتولان شمشیر نامختون خواهند خوابید و باآنانی که به هاویه فرود می‌روند، متحمل خجالت خود خواهند شد. bible_en_fa I made the nations to shake at the sound of his fall, when I cast him down to hell with them that descend into the pit: and all the trees of Eden, the choice and best of Lebanon, all that drink water, shall be comforted in the nether parts of the earth. و خداوند یهوه می‌گوید که فرعون چون این را بیند درباره تمامی جمعیت خود خویشتن را تسلی خواهد داد و فرعون وتمامی لشکر او به شمشیر کشته خواهند شد.زیرا خداوند یهوه می‌گوید: من او را در زمین زندگان باعث هیبت گردانیدم. پس فرعون وتمامی جمعیت او را با مقتولان شمشیر در میان نامختونان خواهند خوابانید.» bible_en_fa They also went down into hell with him unto them that be slain with the sword; and they that were his arm, that dwelt under his shadow in the midst of the heathen. زیرا خداوند یهوه می‌گوید: من او را در زمین زندگان باعث هیبت گردانیدم. پس فرعون وتمامی جمعیت او را با مقتولان شمشیر در میان نامختونان خواهند خوابانید.» bible_en_fa To whom art thou thus like in glory and in greatness among the trees of Eden? yet shalt thou be brought down with the trees of Eden unto the nether parts of the earth: thou shalt lie in the midst of the uncircumcised with them that be slain by the sword. This is Pharaoh and all his multitude, saith the Lord GOD. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa And it came to pass in the twelfth year, in the twelfth month, in the first day of the month, that the word of the LORD came unto me, saying, «ای پسر انسان پسران قوم خود راخطاب کرده، به ایشان بگو: اگر من شمشیری برزمینی آورم و اهل آن زمین کسی را از میان خودگرفته، او را به جهت خود به دیده بانی تعیین کنند، bible_en_fa Son of man, take up a lamentation for Pharaoh king of Egypt, and say unto him, Thou art like a young lion of the nations, and thou art as a whale in the seas: and thou camest forth with thy rivers, and troubledst the waters with thy feet, and fouledst their rivers. و او شمشیر را بیند که بر آن زمین می‌آید وکرنارا نواخته، آن قوم را متنبه سازد، bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; I will therefore spread out my net over thee with a company of many people; and they shall bring thee up in my net. و اگر کسی صدای کرنا را شنیده، متنبه نشود، آنگاه شمشیرآمده، او را گرفتار خواهد ساخت و خونش برگردنش خواهد بود. bible_en_fa Then will I leave thee upon the land, I will cast thee forth upon the open field, and will cause all the fowls of the heaven to remain upon thee, and I will fill the beasts of the whole earth with thee. چونکه صدای کرنا را شنیدو متنبه نگردید، خون او بر خودش خواهد بود واگر متنبه می‌شد جان خود را می‌رهانید. bible_en_fa And I will lay thy flesh upon the mountains, and fill the valleys with thy height. و اگردیده بان شمشیر را بیند که می‌آید و کرنا راننواخته قوم را متنبه نسازد و شمشیر آمده، کسی را از میان ایشان گرفتار سازد، آن شخص در گناه خود گرفتار شده است، اما خون او را از دست دیده بان خواهم طلبید. bible_en_fa I will also water with thy blood the land wherein thou swimmest, even to the mountains; and the rivers shall be full of thee. و من تو را‌ای پسر انسان برای خاندان اسرائیل به دیده بانی تعیین نموده‌ام تا کلام را از دهانم شنیده، ایشان را از جانب من متنبه سازی. bible_en_fa And when I shall put thee out, I will cover the heaven, and make the stars thereof dark; I will cover the sun with a cloud, and the moon shall not give her light. حینی که من به مرد شریر گویم: ای مرد شریر البته خواهی مرد! اگر تو سخن نگویی تاآن مرد شریر را از طریقش متنبه سازی، آنگاه آن مرد شریر در گناه خود خواهد مرد، اما خون او رااز دست تو خواهم طلبید. bible_en_fa All the bright lights of heaven will I make dark over thee, and set darkness upon thy land, saith the Lord GOD. اما اگر تو آن مردشریر را از طریقش متنبه سازی تا از آن بازگشت نماید و او از طریق خود بازگشت نکند، آنگاه اودر گناه خود خواهد مرد، اما تو جان خود رارستگار ساخته‌ای. bible_en_fa I will also vex the hearts of many people, when I shall bring thy destruction among the nations, into the countries which thou hast not known. پس تو‌ای پسر انسان به خاندان اسرائیل بگو: شما بدین مضمون می‌گویید: چونکه عصیان و گناهان ما بر گردن مااست و به‌سبب آنها کاهیده شده‌ایم، پس چگونه زنده خواهیم ماند؟ bible_en_fa Yea, I will make many people amazed at thee, and their kings shall be horribly afraid for thee, when I shall brandish my sword before them; and they shall tremble at every moment, every man for his own life, in the day of thy fall. «به ایشان بگو: خداوند یهوه می‌فرماید: به حیات خودم قسم که من از مردن مرد شریرخوش نیستم بلکه (خوش هستم ) که شریر ازطریق خود بازگشت نموده، زنده ماند. ای خاندان اسرائیل بازگشت نمایید! از طریق های بد خویش بازگشت نمایید زیرا چرا بمیرید؟ bible_en_fa For thus saith the Lord GOD; The sword of the king of Babylon shall come upon thee. و تو‌ای پسرانسان به پسران قوم خود بگو: عدالت مرد عادل در روزی که مرتکب گناه شود، او را نخواهدرهانید. و شرارت مرد شریر در روزی که او ازشرارت خود بازگشت نماید، باعث هلاکت وی نخواهد شد. و مرد عادل در روزی که گناه ورزد، به عدالت خود زنده نتواند ماند. bible_en_fa By the swords of the mighty will I cause thy multitude to fall, the terrible of the nations, all of them: and they shall spoil the pomp of Egypt, and all the multitude thereof shall be destroyed. حینی که به مرد عادل گویم که البته زنده خواهی ماند، اگر اوبه عدالت خود اعتماد نموده، عصیان ورزد، آنگاه عدالتش هرگز به یاد آورده نخواهد شد بلکه درعصیانی که ورزیده است خواهد مرد. bible_en_fa I will destroy also all the beasts thereof from beside the great waters; neither shall the foot of man trouble them any more, nor the hoofs of beasts trouble them. وهنگامی که به مرد شریر گویم: البته خواهی مرد! اگر او از گناه خود بازگشت نموده، انصاف و عدالت بجا آورد، bible_en_fa Then will I make their waters deep, and cause their rivers to run like oil, saith the Lord GOD. و اگر آن مرد شریر رهن راپس دهد و آنچه دزدیده بود رد نماید و به فرایض حیات سلوک نموده، مرتکب بی‌انصافی نشود، اوالبته زنده خواهد ماند و نخواهد مرد. bible_en_fa When I shall make the land of Egypt desolate, and the country shall be destitute of that whereof it was full, when I shall smite all them that dwell therein, then shall they know that I am the LORD. تمام گناهی که ورزیده بود بر او به یاد آورده نخواهدشد. چونکه انصاف و عدالت را بجا آورده است، البته زنده خواهد ماند. bible_en_fa This is the lamentation wherewith they shall lament her: the daughters of the nations shall lament her: they shall lament for her, even for Egypt, and for all her multitude, saith the Lord GOD. اما پسران قوم تومی گویند که طریق خداوند موزون نیست، بلکه طریق خود ایشان است که موزون نیست. bible_en_fa It came to pass also in the twelfth year, in the fifteenth day of the month, that the word of the LORD came unto me, saying, هنگامی که مرد عادل از عدالت خود برگشته، عصیان ورزد، به‌سبب آن خواهد مرد. bible_en_fa Son of man, wail for the multitude of Egypt, and cast them down, even her, and the daughters of the famous nations, unto the nether parts of the earth, with them that go down into the pit. و چون مرد شریر از شرارت خود بازگشت نموده، انصاف و عدالت را بجا آورد به‌سبب آن زنده خواهدماند. bible_en_fa Whom dost thou pass in beauty? go down, and be thou laid with the uncircumcised. اما شما می‌گویید که طریق خداوندموزون نیست. ای خاندان اسرائیل من بر هر یکی از شما موافق طریق هایش داوری خواهم نمود.» bible_en_fa They shall fall in the midst of them that are slain by the sword: she is delivered to the sword: draw her and all her multitudes. و در روز پنجم ماه دهم از سال دوازدهم اسیری ما واقع شد که کسی‌که از اورشلیم فرارکرده بود نزد من آمده، خبر داد که شهر تسخیرشده است. bible_en_fa The strong among the mighty shall speak to him out of the midst of hell with them that help him: they are gone down, they lie uncircumcised, slain by the sword. و در وقت شام قبل از رسیدن آن فراری دست خداوند بر من آمده، دهان مراگشود. پس چون او در وقت صبح نزد من رسید، دهانم گشوده شد و دیگر گنگ نبودم. bible_en_fa Asshur is there and all her company: his graves are about him: all of them slain, fallen by the sword: و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa Whose graves are set in the sides of the pit, and her company is round about her grave: all of them slain, fallen by the sword, which caused terror in the land of the living. «ای پسر انسان ساکنان این خرابه های زمین اسرائیل می‌گویند: ابراهیم یک نفر بود حینی که وارث این زمین شد وما بسیار هستیم که زمین به ارث به ما داده شده است. bible_en_fa There is Elam and all her multitude round about her grave, all of them slain, fallen by the sword, which are gone down uncircumcised into the nether parts of the earth, which caused their terror in the land of the living; yet have they borne their shame with them that go down to the pit. بنابراین به ایشان بگو: خداوند یهوه چنین می‌فرماید: (گوشت را) با خونش می‌خورید و چشمان خود را بسوی بتهای خویش برمی افرازید و خون می‌ریزید. پس آیاشما وارث زمین خواهید شد؟ bible_en_fa They have set her a bed in the midst of the slain with all her multitude: her graves are round about him: all of them uncircumcised, slain by the sword: though their terror was caused in the land of the living, yet have they borne their shame with them that go down to the pit: he is put in the midst of them that be slain. «بر شمشیرهای خود تکیه می‌کنید ومرتکب رجاسات شده، هر کدام از شما زن همسایه خود را نجس می‌سازید. پس آیا وارث این زمین خواهید شد؟ bible_en_fa There is Meshech, Tubal, and all her multitude: her graves are round about him: all of them uncircumcised, slain by the sword, though they caused their terror in the land of the living. بدینطور به ایشان بگوکه خداوند یهوه چنین می‌فرماید: به حیات خودم قسم البته آنانی که در خرابه‌ها هستند به شمشیرخواهند افتاد. و آنانی که بر روی صحرااند برای خوراک به حیوانات خواهم داد. و آنانی که درقلعه‌ها و مغارهایند از وبا خواهند مرد. bible_en_fa And they shall not lie with the mighty that are fallen of the uncircumcised, which are gone down to hell with their weapons of war: and they have laid their swords under their heads, but their iniquities shall be upon their bones, though they were the terror of the mighty in the land of the living. و این زمین را ویران و محل دهشت خواهم ساخت وغرور قوتش نابود خواهد شد. و کوههای اسرائیل به حدی ویران خواهد شد که رهگذری نباشد. bible_en_fa Yea, thou shalt be broken in the midst of the uncircumcised, and shalt lie with them that are slain with the sword. و چون این زمین را به‌سبب همه رجاساتی که ایشان بعمل آورده‌اند ویران و محل دهشت ساخته باشم، آنگاه خواهند دانست که من یهوه هستم. bible_en_fa There is Edom, her kings, and all her princes, which with their might are laid by them that were slain by the sword: they shall lie with the uncircumcised, and with them that go down to the pit. اما تو‌ای پسر انسان پسران قومت به پهلوی دیوارها و نزد درهای خانه‌ها درباره توسخن می‌گویند. و هر یک به دیگری و هر کس به برادرش خطاب کرده، می‌گوید بیایید و بشنوید! چه کلام است که از جانب خداوند صادرمی شود. bible_en_fa There be the princes of the north, all of them, and all the Zidonians, which are gone down with the slain; with their terror they are ashamed of their might; and they lie uncircumcised with them that be slain by the sword, and bear their shame with them that go down to the pit. و نزد تو می‌آیند بطوری که قوم (من )می آیند. و مانند قوم من پیش تو نشسته، سخنان تو را می‌شنوند، اما آنها را بجا نمی آورند. زیرا که ایشان به دهان خود سخنان شیرین می‌گویند. لیکن دل ایشان در‌پی حرص ایشان می‌رود. bible_en_fa Pharaoh shall see them, and shall be comforted over all his multitude, even Pharaoh and all his army slain by the sword, saith the Lord GOD. واینک تو برای ایشان مثل سرود شیرین مطرب خوشنوا و نیک نواز هستی. زیرا که سخنان تو رامی شنوند، اما آنها را بجا نمی آورند.و چون این واقع می‌شود و البته واقع خواهد شد، آنگاه خواهند دانست که نبی در میان ایشان بوده است.» bible_en_fa For I have caused my terror in the land of the living: and he shall be laid in the midst of the uncircumcised with them that are slain with the sword, even Pharaoh and all his multitude, saith the Lord GOD. و چون این واقع می‌شود و البته واقع خواهد شد، آنگاه خواهند دانست که نبی در میان ایشان بوده است.» bible_en_fa Again the word of the LORD came unto me, saying, و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa Son of man, speak to the children of thy people, and say unto them, When I bring the sword upon a land, if the people of the land take a man of their coasts, and set him for their watchman: «ای پسر انسان به ضد شبانان اسرائیل نبوت نما و نبوت کرده، به ایشان یعنی به شبانان بگو: خداوند یهوه چنین می‌فرماید: وای بر شبانان اسرائیل که خویشتن را می‌چرانند. آیا نمی بایدشبانان گله را بچرانند؟ bible_en_fa If when he seeth the sword come upon the land, he blow the trumpet, and warn the people; شما پیه را می‌خورید وپشم را می‌پوشید و پرواریها را می‌کشید، اما گله را نمی چرانید. bible_en_fa Then whosoever heareth the sound of the trumpet, and taketh not warning; if the sword come, and take him away, his blood shall be upon his own head. ضعیفان را تقویت نمی دهید وبیماران را معالجه نمی نمایید و شکسته‌ها راشکسته بندی نمی کنید و رانده شدگان را پس نمی آورید و گم شدگان را نمی طلبید، بلکه بر آنهابا جور و ستم حکمرانی می‌نمایید. bible_en_fa He heard the sound of the trumpet, and took not warning; his blood shall be upon him. But he that taketh warning shall deliver his soul. پس بدون شبان پراکنده می‌شوند و خوراک همه حیوانات صحرا گردیده، آواره می‌گردند. bible_en_fa But if the watchman see the sword come, and blow not the trumpet, and the people be not warned; if the sword come, and take any person from among them, he is taken away in his iniquity; but his blood will I require at the watchman's hand. گوسفندان من بر جمیع کوهها و بر همه تلهای بلند آواره شده‌اند. و گله من بر روی تمامی زمین پراکنده گشته، کسی ایشان را نمی طلبد و برای ایشان تفحص نمی نماید. bible_en_fa So thou, O son of man, I have set thee a watchman unto the house of Israel; therefore thou shalt hear the word at my mouth, and warn them from me. پس‌ای شبانان کلام خداوندرا بشنوید! bible_en_fa When I say unto the wicked, O wicked man, thou shalt surely die; if thou dost not speak to warn the wicked from his way, that wicked man shall die in his iniquity; but his blood will I require at thine hand. خداوند یهوه می‌فرماید: به حیات خودم قسم هر آینه چونکه گله من به تاراج رفته وگوسفندانم خوراک همه حیوانات صحرا گردیده، شبانی ندارند. و شبانان من گوسفندانم رانطلبیدند. بلکه شبانان خویشتن را چرانیدند و گله مرا رعایت ننمودند. bible_en_fa Nevertheless, if thou warn the wicked of his way to turn from it; if he do not turn from his way, he shall die in his iniquity; but thou hast delivered thy soul. «بنابراین‌ای شبانان! کلام خداوند رابشنوید! bible_en_fa Therefore, O thou son of man, speak unto the house of Israel; Thus ye speak, saying, If our transgressions and our sins be upon us, and we pine away in them, how should we then live? خداوند یهوه چنین می‌فرماید: اینک من به ضد شبانان هستم. و گوسفندان خود را ازدست ایشان خواهم طلبید. و ایشان را از چرانیدن گله معزول خواهم ساخت تا شبانان خویشتن رادیگر نچرانند. و گوسفندان خود را از دهان ایشان خواهم رهانید تا خوراک ایشان نباشند. bible_en_fa Say unto them, As I live, saith the Lord GOD, I have no pleasure in the death of the wicked; but that the wicked turn from his way and live: turn ye, turn ye from your evil ways; for why will ye die, O house of Israel? زیراخداوند یهوه چنین می‌گوید: هان من خودم گوسفندان خویش را طلبیده، آنها را تفقد خواهم نمود. bible_en_fa Therefore, thou son of man, say unto the children of thy people, The righteousness of the righteous shall not deliver him in the day of his transgression: as for the wickedness of the wicked, he shall not fall thereby in the day that he turneth from his wickedness; neither shall the righteous be able to live for his righteousness in the day that he sinneth. چنانکه شبان حینی که در میان گوسفندان پراکنده خود می‌باشد، گله خویش راتفقد می‌نماید، همچنان من گوسفندان خویش راتفقد نموده، ایشان را از هر جایی که در روز ابرهاو تاریکی غلیظ پراکنده شده بودند خواهم رهانید. bible_en_fa When I shall say to the righteous, that he shall surely live; if he trust to his own righteousness, and commit iniquity, all his righteousnesses shall not be remembered; but for his iniquity that he hath committed, he shall die for it. و ایشان را از میان قوم‌ها بیرون آورده، از کشورها جمع خواهم نمود. و به زمین خودشان درآورده، بر کوههای اسرائیل و در وادیها وجمیع معمورات زمین ایشان را خواهم چرانید. bible_en_fa Again, when I say unto the wicked, Thou shalt surely die; if he turn from his sin, and do that which is lawful and right; ایشان را بر مرتع نیکو خواهم چرانید و آرام گاه ایشان بر کوههای بلند اسرائیل خواهد بود. وآنجا در آرام گاه نیکو و مرتع پرگیاه خواهندخوابید. و بر کوههای اسرائیل خواهند چرید. bible_en_fa If the wicked restore the pledge, give again that he had robbed, walk in the statutes of life, without committing iniquity; he shall surely live, he shall not die. خداوند یهوه می‌گوید که من گوسفندان خودرا خواهم چرانید و من ایشان را خواهم خوابانید. bible_en_fa None of his sins that he hath committed shall be mentioned unto him: he hath done that which is lawful and right; he shall surely live. گم شدگان را خواهم طلبید و رانده شدگان راباز خواهم آورد و شکسته‌ها را شکسته بندی نموده، بیماران را قوت خواهم داد. لیکن فربهان وزورآوران را هلاک ساخته، بر ایشان به انصاف رعایت خواهم نمود. bible_en_fa Yet the children of thy people say, The way of the Lord is not equal: but as for them, their way is not equal. و اما به شما‌ای گوسفندان من، خداوند یهوه چنین می‌فرماید: هان من در میان گوسفند و گوسفند و در میان قوچهای و بزهای نر داوری خواهم نمود. bible_en_fa When the righteous turneth from his righteousness, and committeth iniquity, he shall even die thereby. آیا برای شما کم بود که مرتع نیکو راچرانیدید بلکه بقیه مرتع خود را نیز به پایهای خویش پایمال ساختید؟ و آب زلال را نوشیدیدبلکه باقی‌مانده را به پایهای خویش گل آلودساختید؟ bible_en_fa But if the wicked turn from his wickedness, and do that which is lawful and right, he shall live thereby. و گوسفندان من آنچه را که از پای شما پایمال شده است، می‌چرند و آنچه را که به پای شما گل آلود گشته است، می‌نوشند. bible_en_fa Yet ye say, The way of the Lord is not equal. O ye house of Israel, I will judge you every one after his ways. بنابراین خداوند یهوه به ایشان چنین می‌گوید: هان من خودم در میان گوسفندان فربه وگوسفندان لاغر داوری خواهم نمود. bible_en_fa And it came to pass in the twelfth year of our captivity, in the tenth month, in the fifth day of the month, that one that had escaped out of Jerusalem came unto me, saying, The city is smitten. چونکه شما به پهلو و کتف خود تنه می‌زنید و همه ضعیفان را به شاخهای خود می‌زنید، حتی اینکه ایشان را بیرون پراکنده ساخته‌اید، bible_en_fa Now the hand of the LORD was upon me in the evening, afore he that was escaped came; and had opened my mouth, until he came to me in the morning; and my mouth was opened, and I was no more dumb. پس من گله خود را نجات خواهم داد که دیگر به تاراج برده نشوند و در میان گوسفند و گوسفند داوری خواهم نمود. bible_en_fa Then the word of the LORD came unto me, saying, و یک شبان بر ایشان خواهم گماشت که ایشان را بچراند یعنی بنده خود داودرا که ایشان را رعایت بنماید و او شبان ایشان خواهد بود. bible_en_fa Son of man, they that inhabit those wastes of the land of Israel speak, saying, Abraham was one, and he inherited the land: but we are many; the land is given us for inheritance. و من یهوه خدای ایشان خواهم بود و بنده من داود در میان ایشان رئیس خواهدبود. من که یهوه هستم گفته‌ام. bible_en_fa Wherefore say unto them, Thus saith the Lord GOD; Ye eat with the blood, and lift up your eyes toward your idols, and shed blood: and shall ye possess the land? و عهد سلامتی را با ایشان خواهم بست. و حیوانات موذی را اززمین نابود خواهم ساخت و ایشان در بیابان به امنیت ساکن شده، در جنگلها خواهند خوابید. bible_en_fa Ye stand upon your sword, ye work abomination, and ye defile every one his neighbour's wife: and shall ye possess the land? و ایشان را و اطراف کوه خود را برکت خواهم ساخت. و باران را در موسمش خواهم بارانید وبارشهای برکت خواهد بود. bible_en_fa Say thou thus unto them, Thus saith the Lord GOD; As I live, surely they that are in the wastes shall fall by the sword, and him that is in the open field will I give to the beasts to be devoured, and they that be in the forts and in the caves shall die of the pestilence. و درختان صحرامیوه خود را خواهند‌آورد و زمین حاصل خویش را خواهد داد. و ایشان در زمین خود به امنیت ساکن خواهند شد. و حینی که چوبهای یوغ ایشان را شکسته و ایشان را از دست آنانی که ایشان را مملوک خود ساخته بودند رهانیده باشم، آنگاه خواهند دانست که من یهوه هستم. bible_en_fa For I will lay the land most desolate, and the pomp of her strength shall cease; and the mountains of Israel shall be desolate, that none shall pass through. ودیگر در میان امت‌ها به تاراج نخواهد رفت وحیوانات صحرا ایشان را نخواهند خورد بلکه به امنیت، بدون ترساننده‌ای ساکن خواهند شد. bible_en_fa Then shall they know that I am the LORD, when I have laid the land most desolate because of all their abominations which they have committed. وبرای ایشان درختستان ناموری بر پا خواهم داشت. و دیگر از قحط در زمین تلف نخواهندشد. و بار دیگر متحمل سرزنش امت‌ها نخواهندگردید. bible_en_fa Also, thou son of man, the children of thy people still are talking against thee by the walls and in the doors of the houses, and speak one to another, every one to his brother, saying, Come, I pray you, and hear what is the word that cometh forth from the LORD. و خداوند یهوه می‌گوید: خاندان اسرائیل خواهند دانست که من یهوه خدای ایشان با ایشان هستم و ایشان قوم من می‌باشند.وخداوند یهوه می‌گوید: شما‌ای گله من و‌ای گوسفندان مرتع من، انسان هستید و من خدای شما می‌باشم.» bible_en_fa And they come unto thee as the people cometh, and they sit before thee as my people, and they hear thy words, but they will not do them: for with their mouth they shew much love, but their heart goeth after their covetousness. وخداوند یهوه می‌گوید: شما‌ای گله من و‌ای گوسفندان مرتع من، انسان هستید و من خدای شما می‌باشم.» bible_en_fa And, lo, thou art unto them as a very lovely song of one that hath a pleasant voice, and can play well on an instrument: for they hear thy words, but they do them not. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa And when this cometh to pass, (lo, it will come,) then shall they know that a prophet hath been among them. «ای پسر انسان نظر خود را بر کوه سعیر بدار و به ضد آن نبوت نما! bible_en_fa And the word of the LORD came unto me, saying, و آن را بگوخداوند یهوه چنین می‌فرماید: اینک‌ای کوه سعیر من به ضد تو هستم. و دست خود را بر تودراز کرده، تو را ویران و محل دهشت خواهم ساخت. bible_en_fa Son of man, prophesy against the shepherds of Israel, prophesy, and say unto them, Thus saith the Lord GOD unto the shepherds; Woe be to the shepherds of Israel that do feed themselves! should not the shepherds feed the flocks? شهرهایت را خراب خواهم نمود تاویران شده، بدانی که من یهوه هستم. bible_en_fa Ye eat the fat, and ye clothe you with the wool, ye kill them that are fed: but ye feed not the flock. چونکه عداوت دائمی داشتی و بنی‌اسرائیل را در زمان مصیبت ایشان و هنگام عقوبت آخر به دم شمشیرتسلیم نمودی، bible_en_fa The diseased have ye not strengthened, neither have ye healed that which was sick, neither have ye bound up that which was broken, neither have ye brought again that which was driven away, neither have ye sought that which was lost; but with force and with cruelty have ye ruled them. لهذا خداوند یهوه چنین می گوید: به حیات خودم قسم که تو را به خون تسلیم خواهم نمود که خون تو را تعاقب نماید. چون از خون نفرت نداشتی، خون تو را تعاقب خواهد نمود. bible_en_fa And they were scattered, because there is no shepherd: and they became meat to all the beasts of the field, when they were scattered. و کوه سعیر را محل دهشت وویران ساخته، روندگان و آیندگان را از آن منقطع خواهم ساخت. bible_en_fa My sheep wandered through all the mountains, and upon every high hill: yea, my flock was scattered upon all the face of the earth, and none did search or seek after them. و کوههایش را از کشتگانش مملو می‌کنم که مقتولان شمشیر بر تلها و دره‌ها وهمه وادیهای تو بیفتند. bible_en_fa Therefore, ye shepherds, hear the word of the LORD; و تو را خرابه های دائمی می‌سازم که شهرهایت دیگر مسکون نشودو بدانید که من یهوه هستم. bible_en_fa As I live, saith the Lord GOD, surely because my flock became a prey, and my flock became meat to every beast of the field, because there was no shepherd, neither did my shepherds search for my flock, but the shepherds fed themselves, and fed not my flock; چونکه گفتی این دوامت و این دو زمین از آن من می‌شود و آن را به تصرف خواهیم آورد با آنکه یهوه در آنجا است.» bible_en_fa Therefore, O ye shepherds, hear the word of the LORD; بنابراین خداوند یهوه چنین می‌گوید: «به حیات خودم قسم که موافق خشم و حسدی که به ایشان نمودی، از کینه‌ای که با ایشان داشتی با توعمل خواهم نمود. و چون بر تو داوری کرده باشم، خویشتن را بر تو در میان ایشان معروف خواهم گردانید. bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; Behold, I am against the shepherds; and I will require my flock at their hand, and cause them to cease from feeding the flock; neither shall the shepherds feed themselves any more; for I will deliver my flock from their mouth, that they may not be meat for them. و خواهی دانست که من یهوه تمامی سخنان کفرآمیز را که به ضد کوههای اسرائیل گفته‌ای، شنیده‌ام. چونکه گفتی: خراب گردید و برای خوراک ما داده شد. bible_en_fa For thus saith the Lord GOD; Behold, I, even I, will both search my sheep, and seek them out. و شما به دهان خود به ضد من تکبر نموده، سخنان خویش را بر من افزودید و من آنها را شنیدم. bible_en_fa As a shepherd seeketh out his flock in the day that he is among his sheep that are scattered; so will I seek out my sheep, and will deliver them out of all places where they have been scattered in the cloudy and dark day. خداوندیهوه چنین می‌گوید: حینی که تمامی جهان شادی کنند من تو را ویران خواهم ساخت.وچنانکه بر میراث خاندان اسرائیل حینی که ویران شد شادی نمودی، همچنان با تو عمل خواهم نمود. و تو‌ای کوه سعیر و تمام ادوم جمیع ویران خواهید شد. پس خواهند دانست که من یهوه هستم.» bible_en_fa And I will bring them out from the people, and gather them from the countries, and will bring them to their own land, and feed them upon the mountains of Israel by the rivers, and in all the inhabited places of the country. وچنانکه بر میراث خاندان اسرائیل حینی که ویران شد شادی نمودی، همچنان با تو عمل خواهم نمود. و تو‌ای کوه سعیر و تمام ادوم جمیع ویران خواهید شد. پس خواهند دانست که من یهوه هستم.» bible_en_fa I will feed them in a good pasture, and upon the high mountains of Israel shall their fold be: there shall they lie in a good fold, and in a fat pasture shall they feed upon the mountains of Israel. «و تو‌ای پسر انسان به کوههای اسرائیل نبوت کرده، بگو: ای کوههای اسرائیل کلام خداوند را بشنوید! bible_en_fa I will feed my flock, and I will cause them to lie down, saith the Lord GOD. خداوند یهوه چنین می‌گوید: چونکه دشمنان درباره شما گفته‌اند هه این بلندیهای دیرینه میراث ما شده است، bible_en_fa I will seek that which was lost, and bring again that which was driven away, and will bind up that which was broken, and will strengthen that which was sick: but I will destroy the fat and the strong; I will feed them with judgment. لهذانبوت کرده، بگو که خداوند یهوه چنین می‌فرماید: از آن جهت که ایشان شما را از هرطرف خراب کرده و بلعیده‌اند تا میراث بقیه امت‌ها بشوید و بر لبهای حرف گیران برآمده، مورد مذمت طوایف گردیده‌اید، bible_en_fa And as for you, O my flock, thus saith the Lord GOD; Behold, I judge between cattle and cattle, between the rams and the he goats. لهذا‌ای کوههای اسرائیل کلام خداوند یهوه را بشنوید! خداوند یهوه به کوهها و تلها و وادیها و دره‌ها وخرابه های ویران و شهرهای متروکی که تاراج شده و مورد سخریه بقیه امت های مجاور گردیده است، چنین می‌گوید: bible_en_fa Seemeth it a small thing unto you to have eaten up the good pasture, but ye must tread down with your feet the residue of your pastures? and to have drunk of the deep waters, but ye must foul the residue with your feet? بنابراین خداوند یهوه چنین می‌فرماید: هر آینه به آتش غیرت خود به ضد بقیه امت‌ها و به ضد تمامی ادوم تکلم نموده‌ام که ایشان زمین مرا به شادی تمام دل وکینه قلب، ملک خود ساخته‌اند تا آن را به تاراج واگذارند. bible_en_fa And as for my flock, they eat that which ye have trodden with your feet; and they drink that which ye have fouled with your feet. پس درباره زمین اسرائیل نبوت نماوبه کوهها و تلها و وادیها و دره‌ها بگو که خداوندیهوه چنین می‌فرماید: چونکه شما متحمل سرزنش امت‌ها شده‌اید، لهذا من در غیرت وخشم خود تکلم نمودم.» bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD unto them; Behold, I, even I, will judge between the fat cattle and between the lean cattle. و خداوند یهوه چنین می‌گوید: «من دست خود را برافراشته‌ام که امت هایی که به اطراف شمایند البته سرزنش خود را متحمل خواهندشد. bible_en_fa Because ye have thrust with side and with shoulder, and pushed all the diseased with your horns, till ye have scattered them abroad; و شما‌ای کوههای اسرائیل شاخه های خود را خواهید رویانید و میوه خود را برای قوم من اسرائیل خواهید آورد زیرا که ایشان به زودی خواهند آمد. bible_en_fa Therefore will I save my flock, and they shall no more be a prey; and I will judge between cattle and cattle. زیرا اینک من بطرف شما هستم. و بر شما نظر خواهم داشت و شیار شده، کاشته خواهید شد. bible_en_fa And I will set up one shepherd over them, and he shall feed them, even my servant David; he shall feed them, and he shall be their shepherd. و بر شما مردمان را خواهم افزودیعنی تمامی خاندان اسرائیل را جمیع. و شهرهامسکون و خرابه‌ها معمور خواهد شد. bible_en_fa And I the LORD will be their God, and my servant David a prince among them; I the LORD have spoken it. و برشما انسان و بهایم بسیار خواهم آورد که ایشان افزوده شده، بارور خواهند شد. و شما را مثل ایام قدیم معمور خواهم ساخت. بلکه بر شما بیشتر ازاول شما احسان خواهم نمود و خواهید دانست که من یهوه هستم. bible_en_fa And I will make with them a covenant of peace, and will cause the evil beasts to cease out of the land: and they shall dwell safely in the wilderness, and sleep in the woods. و مردمان یعنی قوم خوداسرائیل را بر شما خرامان خواهم ساخت تا تو رابه تصرف آورند. و میراث ایشان بشوی و ایشان رادیگر بی‌اولاد نسازی.» bible_en_fa And I will make them and the places round about my hill a blessing; and I will cause the shower to come down in his season; there shall be showers of blessing. و خداوند یهوه چنین می‌گوید: «چونکه ایشان درباره تو می‌گویند که مردمان را می‌بلعی وامت های خویش را بی‌اولاد می‌گردانی، bible_en_fa And the tree of the field shall yield her fruit, and the earth shall yield her increase, and they shall be safe in their land, and shall know that I am the LORD, when I have broken the bands of their yoke, and delivered them out of the hand of those that served themselves of them. پس خداوند یهوه می‌گوید: مردمان را دیگر نخواهی بلعید و امت های خویش را دیگر بی‌اولادنخواهی ساخت. bible_en_fa And they shall no more be a prey to the heathen, neither shall the beast of the land devour them; but they shall dwell safely, and none shall make them afraid. و سرزنش امت‌ها را دیگر درتو مسموع نخواهم گردانید. و دیگر متحمل مذمت طوایف نخواهی شد و امت های خویش رادیگر نخواهی لغزانید. خداوند یهوه این رامی گوید.» bible_en_fa And I will raise up for them a plant of renown, and they shall be no more consumed with hunger in the land, neither bear the shame of the heathen any more. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa Thus shall they know that I the LORD their God am with them, and that they, even the house of Israel, are my people, saith the Lord GOD. «ای پسر انسان، هنگامی که خاندان اسرائیل درزمین خود ساکن می‌بودند آن را به راهها و به اعمال خود نجس نمودند. و طریق ایشان به نظرمن مثل نجاست زن حایض می‌بود. bible_en_fa And ye my flock, the flock of my pasture, are men, and I am your God, saith the Lord GOD. لهذا به‌سبب خونی که بر زمین ریختند و آن را به بتهای خود نجس ساختند، من خشم خود را بر ایشان ریختم. bible_en_fa Moreover the word of the LORD came unto me, saying, و ایشان را در میان امت‌ها پراکنده ساختم و در کشورها متفرق گشتند. و موافق راهها و اعمال ایشان، بر ایشان داوری نمودم. bible_en_fa Son of man, set thy face against mount Seir, and prophesy against it, و چون به امت هایی که بطرف آنها رفتندرسیدند، آنگاه اسم قدوس مرا بی‌حرمت ساختند. زیرا درباره ایشان گفتند که اینان قوم یهوه می‌باشند و از زمین او بیرون آمده‌اند. bible_en_fa And say unto it, Thus saith the Lord GOD; Behold, O mount Seir, I am against thee, and I will stretch out mine hand against thee, and I will make thee most desolate. لیکن من بر اسم قدوس خود که خاندان اسرائیل آن را در میان امت هایی که بسوی آنهارفته بودند بی‌حرمت ساختند شفقت نمودم. bible_en_fa I will lay thy cities waste, and thou shalt be desolate, and thou shalt know that I am the LORD. «بنابراین به خاندان اسرائیل بگو: خداوندیهوه چنین می‌فرماید: ای خاندان اسرائیل من این را نه به‌خاطر شما بلکه بخاطر اسم قدوس خودکه آن را در میان امت هایی که به آنها رفته، بی‌حرمت نموده‌اید بعمل می‌آورم. bible_en_fa Because thou hast had a perpetual hatred, and hast shed the blood of the children of Israel by the force of the sword in the time of their calamity, in the time that their iniquity had an end: و اسم عظیم خود را که در میان امت‌ها بی‌حرمت شده است و شما آن را در میان آنها بی‌عصمت ساخته‌اید، تقدیس خواهم نمود. و خداوند یهوه می‌گوید: حینی که بنظر ایشان در شما تقدیس کرده شوم، آنگاه امت‌ها خواهند دانست که من یهوه هستم. bible_en_fa Therefore, as I live, saith the Lord GOD, I will prepare thee unto blood, and blood shall pursue thee: sith thou hast not hated blood, even blood shall pursue thee. و شما را از میان امت‌ها می‌گیرم واز جمیع کشورها جمع می‌کنم و شما را در زمین خود در خواهم آورد. bible_en_fa Thus will I make mount Seir most desolate, and cut off from it him that passeth out and him that returneth. و آب پاک بر شماخواهم پاشید و طاهر خواهید شد. و شما را ازهمه نجاسات واز همه بتهای شما طاهر خواهم ساخت. bible_en_fa And I will fill his mountains with his slain men: in thy hills, and in thy valleys, and in all thy rivers, shall they fall that are slain with the sword. و دل تازه به شما خواهم داد و روح تازه در اندرون شما خواهم نهاد. و دل سنگی را ازجسد شما دور کرده، دل گوشتین به شما خواهم داد. bible_en_fa I will make thee perpetual desolations, and thy cities shall not return: and ye shall know that I am the LORD. و روح خود را در اندرون شما خواهم نهاد و شما را به فرایض خود سالک خواهم گردانید تا احکام مرا نگاه داشته، آنها را بجاآورید. bible_en_fa Because thou hast said, These two nations and these two countries shall be mine, and we will possess it; whereas the LORD was there: و در زمینی که به پدران شما دادم ساکن شده، قوم من خواهید بود و من خدای شما خواهم بود. bible_en_fa Therefore, as I live, saith the Lord GOD, I will even do according to thine anger, and according to thine envy which thou hast used out of thy hatred against them; and I will make myself known among them, when I have judged thee. و شما را از همه نجاسات شمانجات خواهم داد. و غله را خوانده، آن را فراوان خواهم ساخت و دیگر قحط بر شما نخواهم فرستاد. bible_en_fa And thou shalt know that I am the LORD, and that I have heard all thy blasphemies which thou hast spoken against the mountains of Israel, saying, They are laid desolate, they are given us to consume. و میوه درختان و حاصل زمین رافراوان خواهم ساخت تا دیگر در میان امت هامتحمل رسوایی قحط نشوید. bible_en_fa Thus with your mouth ye have boasted against me, and have multiplied your words against me: I have heard them. و چون راههای قبیح و اعمال ناپسند خود را به یاد آورید، آنگاه به‌سبب گناهان و رجاسات خود خویشتن را درنظر خود مکروه خواهید داشت.» bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; When the whole earth rejoiceth, I will make thee desolate. و خداوندیهوه می‌گوید: «بدانید که من این را به‌خاطر شمانکرده‌ام. پس‌ای خاندان اسرائیل به‌سبب راههای خود خجل و رسوا شوید.» bible_en_fa As thou didst rejoice at the inheritance of the house of Israel, because it was desolate, so will I do unto thee: thou shalt be desolate, O mount Seir, and all Idumea, even all of it: and they shall know that I am the LORD. خداوند یهوه چنین می‌فرماید: «در روزی که شما را از تمامی گناهانتان طاهر سازم، شهرها را مسکون خواهم ساخت و خرابه‌ها معمور خواهد شد. bible_en_fa Also, thou son of man, prophesy unto the mountains of Israel, and say, Ye mountains of Israel, hear the word of the LORD: و زمین ویران که به نظر جمیع رهگذریان خراب می‌بود، شیار خواهد شد. bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; Because the enemy hath said against you, Aha, even the ancient high places are ours in possession: و خواهند گفت این زمینی که ویران بود، مثل باغ عدن گردیده است و شهرهایی که خراب و ویران و منهدم بود، حصاردار ومسکون شده است. bible_en_fa Therefore prophesy and say, Thus saith the Lord GOD; Because they have made you desolate, and swallowed you up on every side, that ye might be a possession unto the residue of the heathen, and ye are taken up in the lips of talkers, and are an infamy of the people: و امت هایی که به اطراف شما باقی‌مانده باشند، خواهند دانست که من یهوه مخروبات را بنا کرده و ویرانه‌ها را غرس نموده‌ام. من که یهوه هستم تکلم نموده و بعمل آورده‌ام.» bible_en_fa Therefore, ye mountains of Israel, hear the word of the Lord GOD; Thus saith the Lord GOD to the mountains, and to the hills, to the rivers, and to the valleys, to the desolate wastes, and to the cities that are forsaken, which became a prey and derision to the residue of the heathen that are round about; خداوند یهوه چنین می‌گوید: «برای این باردیگر خاندان اسرائیل از من مسالت خواهند نمودتا آن را برای ایشان بعمل آورم. من ایشان را بامردمان مثل گله کثیر خواهم گردانید.مثل گله های قربانی یعنی گله اورشلیم در موسمهایش همچنان شهرهای مخروب از گله های مردمان پر خواهد شد و ایشان خواهند دانست که من یهوه هستم.» bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD; Surely in the fire of my jealousy have I spoken against the residue of the heathen, and against all Idumea, which have appointed my land into their possession with the joy of all their heart, with despiteful minds, to cast it out for a prey. مثل گله های قربانی یعنی گله اورشلیم در موسمهایش همچنان شهرهای مخروب از گله های مردمان پر خواهد شد و ایشان خواهند دانست که من یهوه هستم.» bible_en_fa Prophesy therefore concerning the land of Israel, and say unto the mountains, and to the hills, to the rivers, and to the valleys, Thus saith the Lord GOD; Behold, I have spoken in my jealousy and in my fury, because ye have borne the shame of the heathen: دست خداوند بر من فرود آمده، مرا درروح خداوند بیرون برد و در همواری قرار داد و آن از استخوانها پر بود. bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD; I have lifted up mine hand, Surely the heathen that are about you, they shall bear their shame. و مرا به هرطرف آنها گردانید. و اینک آنها بر روی همواری بی‌نهایت زیاده و بسیار خشک بود. bible_en_fa But ye, O mountains of Israel, ye shall shoot forth your branches, and yield your fruit to my people of Israel; for they are at hand to come. و او مراگفت: «ای پسر انسان آیا می‌شود که این استخوانها زنده گردد؟» گفتم: «ای خداوند یهوه تو می‌دانی.» bible_en_fa For, behold, I am for you, and I will turn unto you, and ye shall be tilled and sown: پس مرا فرمود: «براین استخوانها نبوت نموده، به اینها بگو: ای استخوانهای خشک کلام خداوند را بشنوید! bible_en_fa And I will multiply men upon you, all the house of Israel, even all of it: and the cities shall be inhabited, and the wastes shall be builded: خداوند یهوه به این استخوانها چنین می‌گوید: اینک من روح به شمادرمی آورم تا زنده شوید. bible_en_fa And I will multiply upon you man and beast; and they shall increase and bring fruit: and I will settle you after your old estates, and will do better unto you than at your beginnings: and ye shall know that I am the LORD. و پیه‌ها بر شما خواهم نهاد و گوشت بر شما خواهم آورد و شما را به پوست خواهم پوشانید و در شما روح خواهم نهاد تا زنده شوید. پس خواهید دانست که من یهوه هستم.» bible_en_fa Yea, I will cause men to walk upon you, even my people Israel; and they shall possess thee, and thou shalt be their inheritance, and thou shalt no more henceforth bereave them of men. پس من چنانکه مامور شدم نبوت کردم. و چون نبوت نمودم، آوازی مسموع گردید. و اینک تزلزلی واقع شد و استخوانها به یکدیگر یعنی هر استخوانی به استخوانش نزدیک شد. bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; Because they say unto you, Thou land devourest up men, and hast bereaved thy nations; و نگریستم و اینک پیه‌ها و گوشت به آنها برآمد و پوست آنها را از بالا پوشانید. امادر آنها روح نبود. bible_en_fa Therefore thou shalt devour men no more, neither bereave thy nations any more, saith the Lord GOD. پس او مرا گفت: «بر روح نبوت نما! ای پسر انسان بر روح نبوت کرده، بگو: خداوند یهوه چنین می‌فرماید که‌ای روح ازبادهای اربع بیا و به این کشتگان بدم تا ایشان زنده شوند.» bible_en_fa Neither will I cause men to hear in thee the shame of the heathen any more, neither shalt thou bear the reproach of the people any more, neither shalt thou cause thy nations to fall any more, saith the Lord GOD. پس چنانکه مرا امر فرمود، نبوت نمودم. وروح به آنها داخل شد و آنها زنده گشته، بر پایهای خود لشکر بی‌نهایت عظیمی ایستادند. bible_en_fa Moreover the word of the LORD came unto me, saying, و اومرا گفت: «ای پسر انسان این استخوانها تمامی خاندان اسرائیل می‌باشند. اینک ایشان می‌گویند: استخوانهای ما خشک شد و امید ما ضایع گردیدو خودمان منقطع گشتیم. bible_en_fa Son of man, when the house of Israel dwelt in their own land, they defiled it by their own way and by their doings: their way was before me as the uncleanness of a removed woman. لهذا نبوت کرده، به ایشان بگو: خداوند یهوه چنین می‌فرماید: اینک من قبرهای شما را می‌گشایم. و شما را‌ای قوم من از قبرهای شما درآورده، به زمین اسرائیل خواهم آورد. bible_en_fa Wherefore I poured my fury upon them for the blood that they had shed upon the land, and for their idols wherewith they had polluted it: و‌ای قوم من چون قبرهای شما رابگشایم و شما را از قبرهای شما بیرون آورم، آنگاه خواهید دانست که من یهوه هستم. bible_en_fa And I scattered them among the heathen, and they were dispersed through the countries: according to their way and according to their doings I judged them. وروح خود را در شما خواهم نهاد تا زنده شوید. وشما را در زمین خودتان مقیم خواهم ساخت. پس خواهید دانست که من یهوه تکلم نموده و بعمل آورده‌ام. قول خداوند این است.» bible_en_fa And when they entered unto the heathen, whither they went, they profaned my holy name, when they said to them, These are the people of the LORD, and are gone forth out of his land. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa But I had pity for mine holy name, which the house of Israel had profaned among the heathen, whither they went. «وتو‌ای پسر انسان یک عصا برای خود بگیر و بر آن بنویس برای یهودا و برای بنی‌اسرائیل رفقای وی. پس عصای دیگر بگیر و بر آن بنویس برای یوسف عصای افرایم و تمامی خاندان اسرائیل رفقای وی. bible_en_fa Therefore say unto the house of Israel, Thus saith the Lord GOD; I do not this for your sakes, O house of Israel, but for mine holy name's sake, which ye have profaned among the heathen, whither ye went. و آنها را برای خودت با یکدیگریک عصا ساز تا در دستت یک باشد. bible_en_fa And I will sanctify my great name, which was profaned among the heathen, which ye have profaned in the midst of them; and the heathen shall know that I am the LORD, saith the Lord GOD, when I shall be sanctified in you before their eyes. و چون ابناء قومت تو را خطاب کرده، گویند: آیا ما راخبر نمی دهی که از این کارها مقصود تو چیست؟ bible_en_fa For I will take you from among the heathen, and gather you out of all countries, and will bring you into your own land. آنگاه به ایشان بگو: خداوند یهوه چنین می‌فرماید: اینک من عصای یوسف را که در دست افرایم است و اسباط اسرائیل را که رفقای وی‌اند، خواهم گرفت و آنها را با وی یعنی با عصای یهودا خواهم پیوست و آنها را یک عصا خواهم ساخت و در دستم یک خواهد شد. bible_en_fa Then will I sprinkle clean water upon you, and ye shall be clean: from all your filthiness, and from all your idols, will I cleanse you. پس آن عصاها که بر آنها نوشتی در دست تو در نظر ایشان باشد. bible_en_fa A new heart also will I give you, and a new spirit will I put within you: and I will take away the stony heart out of your flesh, and I will give you an heart of flesh. و به ایشان بگو: خداوند یهوه چنین می‌فرماید: اینک من بنی‌اسرائیل را از میان امت هایی که به آنها رفته‌اند گرفته، ایشان را از هرطرف جمع خواهم کرد و ایشان را به زمین خودشان خواهم آورد. bible_en_fa And I will put my spirit within you, and cause you to walk in my statutes, and ye shall keep my judgments, and do them. و ایشان را در آن زمین بر کوههای اسرائیل یک امت خواهم ساخت. ویک پادشاه بر جمیع ایشان سلطنت خواهد نمودو دیگر دو امت نخواهند بود و دیگر به دومملکت تقسیم نخواهند شد. bible_en_fa And ye shall dwell in the land that I gave to your fathers; and ye shall be my people, and I will be your God. و خویشتن رادیگر به بتها و رجاسات و همه معصیت های خودنجس نخواهند ساخت. بلکه ایشان را از جمیع مساکن ایشان که در آنها گناه ورزیده‌اند نجات داده، ایشان را طاهر خواهم ساخت. و ایشان قوم من خواهند بود و من خدای ایشان خواهم بود. bible_en_fa I will also save you from all your uncleannesses: and I will call for the corn, and will increase it, and lay no famine upon you. و بنده من داود، پادشاه ایشان خواهد بود. ویک شبان برای جمیع ایشان خواهد بود. و به احکام من سلوک نموده و فرایض مرا نگاه داشته، آنها را بجا خواهند‌آورد. bible_en_fa And I will multiply the fruit of the tree, and the increase of the field, that ye shall receive no more reproach of famine among the heathen. و در زمینی که به بنده خود یعقوب دادم و پدران ایشان در آن ساکن می‌بودند، ساکن خواهند شد. و ایشان و پسران ایشان و پسران پسران ایشان تا به ابد در آن سکونت خواهند نمود و بنده من داود تا ابدالابادرئیس ایشان خواهد بود. bible_en_fa Then shall ye remember your own evil ways, and your doings that were not good, and shall lothe yourselves in your own sight for your iniquities and for your abominations. و با ایشان عهدسلامتی خواهم بست که برای ایشان عهدجاودانی خواهد بود و ایشان را مقیم ساخته، خواهم افزود و مقدس خویش را تا ابدالاباد در میان ایشان قرار خواهم داد. bible_en_fa Not for your sakes do I this, saith the Lord GOD, be it known unto you: be ashamed and confounded for your own ways, O house of Israel. و مسکن من برایشان خواهد بود و من خدای ایشان خواهم بود وایشان قوم من خواهند بود.پس چون مقدس من در میان ایشان تا به ابد بر قرار بوده باشد، آنگاه امت‌ها خواهند دانست که من یهوه هستم که اسرائیل را تقدیس می‌نمایم.» bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; In the day that I shall have cleansed you from all your iniquities I will also cause you to dwell in the cities, and the wastes shall be builded. پس چون مقدس من در میان ایشان تا به ابد بر قرار بوده باشد، آنگاه امت‌ها خواهند دانست که من یهوه هستم که اسرائیل را تقدیس می‌نمایم.» bible_en_fa And the desolate land shall be tilled, whereas it lay desolate in the sight of all that passed by. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa And they shall say, This land that was desolate is become like the garden of Eden; and the waste and desolate and ruined cities are become fenced, and are inhabited. «ای پسر انسان نظر خود را بر جوج که از زمین ماجوج و رئیس روش و ماشک و توبال است بدار و بر او نبوت نما. bible_en_fa Then the heathen that are left round about you shall know that I the LORD build the ruined places, and plant that that was desolate: I the LORD have spoken it, and I will do it. و بگو خداوند یهوه چنین می‌فرماید: اینک من‌ای جوج رئیس روش و ماشک و توبال به ضد تو هستم. bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; I will yet for this be inquired of by the house of Israel, to do it for them; I will increase them with men like a flock. و تو را برگردانیده، قلاب خود را به چانه ات می‌گذارم و تورا با تمامی لشکرت بیرون می‌آورم. اسبان وسواران که جمیع ایشان با اسلحه تمام آراسته، جمعیت عظیمی با سپرها و مجنها و همگی ایشان شمشیرها به‌دست گرفته، bible_en_fa As the holy flock, as the flock of Jerusalem in her solemn feasts; so shall the waste cities be filled with flocks of men: and they shall know that I am the LORD. فارس و کوش و فوط با ایشان و جمیع ایشان با سپر و خود، bible_en_fa The hand of the LORD was upon me, and carried me out in the spirit of the LORD, and set me down in the midst of the valley which was full of bones, جومر و تمامی افواجش و خاندان توجرمه ازاطراف شمال با تمامی افواجش و قوم های بسیارهمراه تو. bible_en_fa And caused me to pass by them round about: and, behold, there were very many in the open valley; and, lo, they were very dry. پس مستعد شو و تو و تمامی جمعیتت که نزد تو جمع شده‌اند، خویشتن رامهیا سازید و تو مستحفظ ایشان باش. bible_en_fa And he said unto me, Son of man, can these bones live? And I answered, O Lord GOD, thou knowest. بعد ازروزهای بسیار از تو تفقد خواهد شد. و درسالهای آخر به زمینی که از شمشیر استرداد شده است، خواهی آمد که آن از میان قوم های بسیار برکوههای اسرائیل که به خرابه دایمی تسلیم شده بود، جمع شده است و آن از میان قوم‌ها بیرون آورده شده و تمامی اهلش به امنیت ساکن می‌باشند. bible_en_fa Again he said unto me, Prophesy upon these bones, and say unto them, O ye dry bones, hear the word of the LORD. اما تو بر آن خواهی برآمد و مثل بادشدید داخل آن خواهی شد و مانند ابرها زمین راخواهی پوشانید. تو و جمیع افواجت و قوم های بسیار که همراه تو می‌باشند.» bible_en_fa Thus saith the Lord GOD unto these bones; Behold, I will cause breath to enter into you, and ye shall live: خداوند یهوه چنین می‌فرماید: «در آن روزچیزها در دل تو خطور خواهد کرد و تدبیری زشت خواهی نمود. bible_en_fa And I will lay sinews upon you, and will bring up flesh upon you, and cover you with skin, and put breath in you, and ye shall live; and ye shall know that I am the LORD. و خواهی گفت: به زمین بی‌حصار برمی آیم. بر کسانی که به اطمینان وامنیت ساکنند می‌آیم که جمیع ایشان بی‌حصارندو پشت بندها و دروازه‌ها ندارند. bible_en_fa So I prophesied as I was commanded: and as I prophesied, there was a noise, and behold a shaking, and the bones came together, bone to his bone. تا تاراج نمایی و غنیمت را ببری و دست خود را به خرابه هایی که معمور شده است و به قومی که ازمیان امت‌ها جمع شده‌اند، بگردانی که ایشان مواشی و اموال اندوخته‌اند و در وسط جهان ساکنند. bible_en_fa And when I beheld, lo, the sinews and the flesh came up upon them, and the skin covered them above: but there was no breath in them. شبا و ددان و تجار ترشیش و جمیع شیران ژیان ایشان تو را خواهند گفت: آیا به جهت گرفتن غارت آمده‌ای؟ و آیا به جهت بردن غنیمت جمعیت خود را جمع کرده‌ای تا نقره وطلا برداری و مواشی و اموال را بربایی و غارت عظیمی ببری؟ bible_en_fa Then said he unto me, Prophesy unto the wind, prophesy, son of man, and say to the wind, Thus saith the Lord GOD; Come from the four winds, O breath, and breathe upon these slain, that they may live. «بنابراین‌ای پسر انسان نبوت نموده، جوج را بگو که خداوند یهوه چنین می‌فرماید: در آن روز حینی که قوم من اسرائیل به امنیت ساکن باشند آیا تو نخواهی فهمید؟ bible_en_fa So I prophesied as he commanded me, and the breath came into them, and they lived, and stood up upon their feet, an exceeding great army. و از مکان خویش از اطراف شمال خواهی آمد تو وقوم های بسیار همراه تو که جمیع ایشان اسب‌سوار و جمعیتی عظیم و لشکری کثیر می‌باشند، bible_en_fa Then he said unto me, Son of man, these bones are the whole house of Israel: behold, they say, Our bones are dried, and our hope is lost: we are cut off for our parts. و بر قوم من اسرائیل مثل ابری که زمین راپوشاند خواهی برآمد. در ایام بازپسین این به وقوع خواهد پیوست که تو را به زمین خودخواهم آورد تا آنکه امت‌ها حینی که من خویشتن را در تو‌ای جوج به نظر ایشان تقدیس کرده باشم مرا بشناسند.» bible_en_fa Therefore prophesy and say unto them, Thus saith the Lord GOD; Behold, O my people, I will open your graves, and cause you to come up out of your graves, and bring you into the land of Israel. خداوند یهوه چنین می‌گوید: «آیا توآنکس نیستی که در ایام سلف به واسطه بندگانم انبیای اسرائیل که در آن ایام درباره سالهای بسیارنبوت نمودند در خصوص تو گفتم که تو را برایشان خواهم آورد؟ bible_en_fa And ye shall know that I am the LORD, when I have opened your graves, O my people, and brought you up out of your graves, خداوند یهوه می‌گوید: در آن روز یعنی در روزی که جوج به زمین اسرائیل برمی آید، همانا حدت خشم من به بینی‌ام خواهد برآمد. bible_en_fa And shall put my spirit in you, and ye shall live, and I shall place you in your own land: then shall ye know that I the LORD have spoken it, and performed it, saith the LORD. زیرا در غیرت و آتش خشم خود گفته‌ام که هرآینه در آن روز تزلزل عظیمی در زمین اسرائیل خواهد شد. bible_en_fa The word of the LORD came again unto me, saying, و ماهیان دریا و مرغان هوا و حیوانات صحرا و همه حشراتی که بر زمین می‌خزند و همه مردمانی که بر روی جهانند به حضور من خواهند لرزید وکوهها سرنگون خواهد شد و صخره‌ها خواهدافتاد و جمیع حصارهای زمین منهدم خواهدگردید. bible_en_fa Moreover, thou son of man, take thee one stick, and write upon it, For Judah, and for the children of Israel his companions: then take another stick, and write upon it, For Joseph, the stick of Ephraim, and for all the house of Israel his companions: و خداوند یهوه می‌گوید: من شمشیری بر جمیع کوههای خود به ضد او خواهم خواند وشمشیر هر کس بر برادرش خواهد بود. bible_en_fa And join them one to another into one stick; and they shall become one in thine hand. و با وباو خون بر او عقوبت خواهم رسانید. و باران سیال و تگرگ سخت و آتش و گوگرد بر او و برافواجش و بر قوم های بسیاری که با وی می‌باشندخواهم بارانید.و خویشتن را در نظر امت های بسیار معظم و قدوس و معروف خواهم نمود وخواهند دانست که من یهوه هستم. bible_en_fa And when the children of thy people shall speak unto thee, saying, Wilt thou not shew us what thou meanest by these? و خویشتن را در نظر امت های بسیار معظم و قدوس و معروف خواهم نمود وخواهند دانست که من یهوه هستم. bible_en_fa Say unto them, Thus saith the Lord GOD; Behold, I will take the stick of Joseph, which is in the hand of Ephraim, and the tribes of Israel his fellows, and will put them with him, even with the stick of Judah, and make them one stick, and they shall be one in mine hand. «پس تو‌ای پسر انسان درباره جوج نبوت کرده، بگو خداوند یهوه چنین می‌فرماید که اینک‌ای جوج رئیس روش وماشک و توبال من به ضد تو هستم. bible_en_fa And the sticks whereon thou writest shall be in thine hand before their eyes. و تو رابرمی گردانم و رهبری می‌نمایم و تو را از اطراف شمال برآورده، بر کوههای اسرائیل خواهم آورد. bible_en_fa And say unto them, Thus saith the Lord GOD; Behold, I will take the children of Israel from among the heathen, whither they be gone, and will gather them on every side, and bring them into their own land: و کمان تو را از دست چپت انداخته، تیرهای تو را از دست راستت خواهم افکند. bible_en_fa And I will make them one nation in the land upon the mountains of Israel; and one king shall be king to them all: and they shall be no more two nations, neither shall they be divided into two kingdoms any more at all: وتو و همه افواجت و قوم هایی که همراه تو هستندبر کوههای اسرائیل خواهید افتاد و تو را به هرجنس مرغان شکاری و به حیوانات صحرا به جهت خوراک خواهم داد. bible_en_fa Neither shall they defile themselves any more with their idols, nor with their detestable things, nor with any of their transgressions: but I will save them out of all their dwellingplaces, wherein they have sinned, and will cleanse them: so shall they be my people, and I will be their God. خداوند یهوه می‌گوید که به روی صحرا خواهی افتاد زیرا که من تکلم نموده‌ام. bible_en_fa And David my servant shall be king over them; and they all shall have one shepherd: they shall also walk in my judgments, and observe my statutes, and do them. و آتشی بر ماجوج و بر کسانی که در جزایر به امنیت ساکنند خواهم فرستاد تابدانند که من یهوه هستم. bible_en_fa And they shall dwell in the land that I have given unto Jacob my servant, wherein your fathers have dwelt; and they shall dwell therein, even they, and their children, and their children's children for ever: and my servant David shall be their prince for ever. و نام قدوس خود را درمیان قوم خویش اسرائیل، معروف خواهم ساخت و دیگر نمی گذارم که اسم قدوس من بی‌حرمت شود تا امت‌ها بدانند که من یهوه قدوس اسرائیل می‌باشم. bible_en_fa Moreover I will make a covenant of peace with them; it shall be an everlasting covenant with them: and I will place them, and multiply them, and will set my sanctuary in the midst of them for evermore. اینک خداوند یهوه می‌گوید: آن می‌آید و به وقوع خواهد پیوست. واین همان روز است که درباره‌اش تکلم نموده‌ام. bible_en_fa My tabernacle also shall be with them: yea, I will be their God, and they shall be my people. و ساکنان شهرهای اسرائیل بیرون خواهند آمدو اسلحه یعنی مجن و سپر و کمان و تیرها وچوب دستی و نیزه‌ها را آتش زده، خواهندسوزانید. و مدت هفت سال آتش را به آنها زنده نگاه خواهند داشت. bible_en_fa And the heathen shall know that I the LORD do sanctify Israel, when my sanctuary shall be in the midst of them for evermore. و هیزم از صحرا نخواهندآورد و چوب از جنگلها نخواهند برید زیرا که اسلحه‌ها را به آتش خواهند سوزانید. و خداوندیهوه می‌گوید که غارت کنندگان خود را غارت خواهند کرد و تاراج کنندگان خویش را تاراج خواهند نمود. bible_en_fa And the word of the LORD came unto me, saying, و در آن روز موضعی برای قبردر اسرائیل یعنی وادی عابریم را بطرف مشرق دریا به جوج خواهم داد. و راه عبور کنندگان رامسدود خواهد ساخت. و در آنجا جوج و تمامی جمعیت، او را دفن خواهند کرد و آن را وادی هامون جوج خواهند نامید. bible_en_fa Son of man, set thy face against Gog, the land of Magog, the chief prince of Meshech and Tubal, and prophesy against him, و خاندان اسرائیل مدت هفت ماه ایشان را دفن خواهند کرد تا زمین را طاهر سازند. bible_en_fa And say, Thus saith the Lord GOD; Behold I am against thee, O Gog, the chief prince of Meshech and Tubal: و تمامی اهل زمین ایشان رادفن خواهند کرد. و خداوند یهوه می‌گوید: روزتمجید من نیکنامی ایشان خواهد بود. bible_en_fa And I will turn thee back, and put hooks into thy jaws, and I will bring thee forth, and all thine army, horses and horsemen, all of them clothed with all sorts of armour, even a great company with bucklers and shields, all of them handling swords: وکسانی را معین خواهند کرد که پیوسته در زمین گردش نمایند. و همراه عبورکنندگان آنانی را که بر روی زمین باقی‌مانده باشند دفن کرده، آن راطاهر سازند. بعد از انقضای هفت ماه آنها راخواهند طلبید. bible_en_fa Persia, Ethiopia, and Libya with them; all of them with shield and helmet: و عبورکنندگان در زمین گردش خواهند کرد. و اگر کسی استخوان آدمی بیند نشانی نزد آن برپا کند تا دفن کنندگان آن را دروادی هامون جوج مدفون سازند. bible_en_fa Gomer, and all his bands; the house of Togarmah of the north quarters, and all his bands: and many people with thee. و اسم شهرنیز هامونه خواهد بود. پس زمین را طاهر خواهندساخت. bible_en_fa Be thou prepared, and prepare for thyself, thou, and all thy company that are assembled unto thee, and be thou a guard unto them. «و اما تو‌ای پسر انسان! خداوند یهوه چنین می‌فرماید که بهر جنس مرغان و به همه حیوانات صحرا بگو: جمع شوید و بیایید و نزد قربانی من که آن را برای شما ذبح می‌نمایم، فراهم آیید. قربانی عظیمی بر کوههای اسرائیل تا گوشت بخورید و خون بنوشید. bible_en_fa After many days thou shalt be visited: in the latter years thou shalt come into the land that is brought back from the sword, and is gathered out of many people, against the mountains of Israel, which have been always waste: but it is brought forth out of the nations, and they shall dwell safely all of them. گوشت جباران راخواهید خورد و خون روسای جهان را خواهیدنوشید. از قوچها و بره‌ها و بزها و گاوها که همه آنها از پرواریهای باشان می‌باشند. bible_en_fa Thou shalt ascend and come like a storm, thou shalt be like a cloud to cover the land, thou, and all thy bands, and many people with thee. و از قربانی من که برای شما ذبح می‌نمایم، پیه خواهید خوردتا سیر شوید و خون خواهید نوشید تا مست شوید. bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; It shall also come to pass, that at the same time shall things come into thy mind, and thou shalt think an evil thought: و خداوند یهوه می‌گوید که بر سفره من از اسبان و سواران و جباران و همه مردان جنگی سیر خواهید شد. bible_en_fa And thou shalt say, I will go up to the land of unwalled villages; I will go to them that are at rest, that dwell safely, all of them dwelling without walls, and having neither bars nor gates, و من جلال خود را در میان امت‌ها قرار خواهم داد و جمیع امت‌ها داوری مرا که آن را اجرا خواهم داشت و دست مرا که برایشان فرود خواهم آورد، مشاهده خواهند نمود. bible_en_fa To take a spoil, and to take a prey; to turn thine hand upon the desolate places that are now inhabited, and upon the people that are gathered out of the nations, which have gotten cattle and goods, that dwell in the midst of the land. و خاندان اسرائیل از آن روز و بعد خواهنددانست که یهوه خدای ایشان من هستم. bible_en_fa Sheba, and Dedan, and the merchants of Tarshish, with all the young lions thereof, shall say unto thee, Art thou come to take a spoil? hast thou gathered thy company to take a prey? to carry away silver and gold, to take away cattle and goods, to take a great spoil? وامت‌ها خواهند دانست که خاندان اسرائیل به‌سبب گناه خودشان جلای وطن گردیدند. زیراچونکه به من خیانت ورزیدند، من روی خود را ازایشان پوشانیدم و ایشان را به‌دست ستم کاران ایشان تسلیم نمودم که جمیع ایشان به شمشیرافتادند. bible_en_fa Therefore, son of man, prophesy and say unto Gog, Thus saith the Lord GOD; In that day when my people of Israel dwelleth safely, shalt thou not know it? برحسب نجاسات و تقصیرات ایشان به ایشان عمل نموده، روی خود را از ایشان پوشانیدم.» bible_en_fa And thou shalt come from thy place out of the north parts, thou, and many people with thee, all of them riding upon horses, a great company, and a mighty army: بنابراین خداوند یهوه چنین می‌گوید: «الان اسیران یعقوب را باز آورده، بر تمامی خاندان اسرائیل رحمت خواهم فرمود و بر اسم قدوس خود غیرت خواهم نمود. bible_en_fa And thou shalt come up against my people of Israel, as a cloud to cover the land; it shall be in the latter days, and I will bring thee against my land, that the heathen may know me, when I shall be sanctified in thee, O Gog, before their eyes. و حینی که ایشان درزمین خود به امنیت ساکن شوند و ترساننده‌ای نباشد، آنگاه خجالت خود را و خیانتی را که به من ورزیده‌اند متحمل خواهند شد. bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; Art thou he of whom I have spoken in old time by my servants the prophets of Israel, which prophesied in those days many years that I would bring thee against them? و چون ایشان را از میان امت‌ها برگردانم و ایشان را از زمین دشمنانشان جمع نمایم، آنگاه در نظر امت های بسیار در ایشان تقدیس خواهم شد. bible_en_fa And it shall come to pass at the same time when Gog shall come against the land of Israel, saith the Lord GOD, that my fury shall come up in my face. و خواهنددانست که من یهوه خدای ایشان هستم، از آن روکه من ایشان را در میان امت‌ها جلای وطن ساختم و ایشان را به زمین خودشان جمع کردم و بار دیگرکسی را از ایشان در آنجا باقی نخواهم گذاشت.و خداوند یهوه می‌گوید که من بار دیگرروی خود را از ایشان نخواهم پوشانید زیراکه روح خویش را بر خاندان اسرائیل خواهم ریخت.» bible_en_fa For in my jealousy and in the fire of my wrath have I spoken, Surely in that day there shall be a great shaking in the land of Israel; و خداوند یهوه می‌گوید که من بار دیگرروی خود را از ایشان نخواهم پوشانید زیراکه روح خویش را بر خاندان اسرائیل خواهم ریخت.» bible_en_fa So that the fishes of the sea, and the fowls of the heaven, and the beasts of the field, and all creeping things that creep upon the earth, and all the men that are upon the face of the earth, shall shake at my presence, and the mountains shall be thrown down, and the steep places shall fall, and every wall shall fall to the ground. در سال بیست و پنجم اسیری ما درابتدای سال، در دهم ماه که سال چهاردهم بعد از تسخیر شهر بوده، در همان روزدست خداوند بر من نازل شده، مرا به آنجا برد. bible_en_fa And I will call for a sword against him throughout all my mountains, saith the Lord GOD: every man's sword shall be against his brother. در رویاهای خدا مرا به زمین اسرائیل آورد. ومرا بر کوه بسیار بلند قرار داد که بطرف جنوب آن مثل بنای شهر بود. bible_en_fa And I will plead against him with pestilence and with blood; and I will rain upon him, and upon his bands, and upon the many people that are with him, an overflowing rain, and great hailstones, fire, and brimstone. و چون مرا به آنجا آورد، اینک مردی که نمایش او مثل نمایش برنج بود ودر دستش ریسمانی از کتان و نی برای پیمودن بود و نزد دروازه ایستاده بود. bible_en_fa Thus will I magnify myself, and sanctify myself; and I will be known in the eyes of many nations, and they shall know that I am the LORD. آن مرد مرا گفت: «ای پسر انسان به چشمان خود ببین و به گوشهای خویش بشنو و دل خود را به هرچه به تو نشان دهم، مشغول ساز زیرا که تو را در اینجا آوردم تااین چیزها را به تو نشان دهم. پس خاندان اسرائیل را از هر‌چه می‌بینی آگاه ساز.» bible_en_fa Therefore, thou son of man, prophesy against Gog, and say, Thus saith the Lord GOD; Behold, I am against thee, O Gog, the chief prince of Meshech and Tubal: و اینک حصاری بیرون خانه گرداگردش بود. و به‌دست آن مرد نی پیمایش شش ذراعی بود که هر ذراعش یک ذراع و یک قبضه بود. پس عرض بنا را یک نی و بلندیش را یک نی پیمود. bible_en_fa And I will turn thee back, and leave but the sixth part of thee, and will cause thee to come up from the north parts, and will bring thee upon the mountains of Israel: پس نزددروازه‌ای که بسوی مشرق متوجه بود آمده، به پله هایش برآمد. و آستانه دروازه را پیمود که عرضش یک نی بود و عرض آستانه دیگر را که یک نی بود. bible_en_fa And I will smite thy bow out of thy left hand, and will cause thine arrows to fall out of thy right hand. و طول هر غرفه یک نی بود وعرضش یک نی. و میان غرفه‌ها مسافت پنج ذراع. و آستانه دروازه نزد رواق دروازه از طرف اندرون یک نی بود. bible_en_fa Thou shalt fall upon the mountains of Israel, thou, and all thy bands, and the people that is with thee: I will give thee unto the ravenous birds of every sort, and to the beasts of the field to be devoured. و رواق دروازه را از طرف اندرون یک نی پیمود. bible_en_fa Thou shalt fall upon the open field: for I have spoken it, saith the Lord GOD. پس رواق دروازه را هشت ذراع واسبرهایش را دو ذراع پیمود. و رواق دروازه بطرف اندرون بود. bible_en_fa And I will send a fire on Magog, and among them that dwell carelessly in the isles: and they shall know that I am the LORD. و حجره های دروازه بطرف شرقی، سه از اینطرف و سه از آنطرف بود. و هرسه را یک پیمایش و اسبرها را از اینطرف وآنطرف یک پیمایش بود. bible_en_fa So will I make my holy name known in the midst of my people Israel; and I will not let them pollute my holy name any more: and the heathen shall know that I am the LORD, the Holy One in Israel. و عرض دهنه دروازه را ده ذراع و طول دروازه را سیزده ذراع پیمود. bible_en_fa Behold, it is come, and it is done, saith the Lord GOD; this is the day whereof I have spoken. و محجری پیش روی حجره‌ها ازاینطرف یک ذراع و محجری از آنطرف یک ذراع و حجره‌ها از این طرف شش ذراع و از آنطرف شش ذراع بود. bible_en_fa And they that dwell in the cities of Israel shall go forth, and shall set on fire and burn the weapons, both the shields and the bucklers, the bows and the arrows, and the handstaves, and the spears, and they shall burn them with fire seven years: و عرض دروازه را از سقف یک حجره تا سقف دیگری بیست و پنج ذراع پیمود. و دروازه در مقابل دروازه بود. bible_en_fa So that they shall take no wood out of the field, neither cut down any out of the forests; for they shall burn the weapons with fire: and they shall spoil those that spoiled them, and rob those that robbed them, saith the Lord GOD. و اسبرهاراشصت ذراع ساخت و رواق گرداگرد دروازه به اسبرها رسید. bible_en_fa And it shall come to pass in that day, that I will give unto Gog a place there of graves in Israel, the valley of the passengers on the east of the sea: and it shall stop the noses of the passengers: and there shall they bury Gog and all his multitude: and they shall call it The valley of Hamon-gog. و پیش دروازه مدخل تا پیش رواق دروازه اندرونی پنجاه ذراع بود. bible_en_fa And seven months shall the house of Israel be burying of them, that they may cleanse the land. وحجره‌ها و اسبرهای آنها را به اندرون دروازه پنجره های مشبک بهر طرف بود و همچنین رواقها را. و پنجره‌ها بطرف اندرون گرداگرد بود وبر اسبرها نخلها بود. bible_en_fa Yea, all the people of the land shall bury them; and it shall be to them a renown the day that I shall be glorified, saith the Lord GOD. پس مرا به صحن بیرونی آورد و اینک اطاقها و سنگ فرشی که برای صحن از هر طرفش ساخته شده بود. و سی اطاق بر آن سنگ فرش بود. bible_en_fa And they shall sever out men of continual employment, passing through the land to bury with the passengers those that remain upon the face of the earth, to cleanse it: after the end of seven months shall they search. و سنگ فرش یعنی سنگ فرش پائینی به‌جانب دروازه‌ها یعنی به اندازه طول دروازه‌ها بود. bible_en_fa And the passengers that pass through the land, when any seeth a man's bone, then shall he set up a sign by it, till the buriers have buried it in the valley of Hamon-gog. و عرضش را از برابر دروازه پایینی تا پیش صحن اندرونی از طرف بیرون صد ذراع به سمت مشرق و سمت شمال پیمود. bible_en_fa And also the name of the city shall be Hamonah. Thus shall they cleanse the land. و طول و عرض دروازه‌ای را که رویش بطرف شمال صحن بیرونی بود پیمود. bible_en_fa And, thou son of man, thus saith the Lord GOD; Speak unto every feathered fowl, and to every beast of the field, Assemble yourselves, and come; gather yourselves on every side to my sacrifice that I do sacrifice for you, even a great sacrifice upon the mountains of Israel, that ye may eat flesh, and drink blood. و حجره هایش سه ازاینطرف و سه از آنطرف و اسبرهایش ورواقهایش موافق پیمایش دروازه اول بود. طولش پنجاه ذراع و عرضش بیست و پنج ذراع. bible_en_fa Ye shall eat the flesh of the mighty, and drink the blood of the princes of the earth, of rams, of lambs, and of goats, of bullocks, all of them fatlings of Bashan. و پنجره هایش و رواقهایش و نخلهایش موافق پیمایش دروازه‌ای که رویش به سمت مشرق است بود. و به هفت پله به آن برمی آمدند ورواقهایش پیش روی آنها بود. bible_en_fa And ye shall eat fat till ye be full, and drink blood till ye be drunken, of my sacrifice which I have sacrificed for you. و صحن اندرونی را دروازه‌ای در مقابل دروازه دیگربطرف شمال و بطرف مشرق بود. و از دروازه تادروازه صد ذراع پیمود. bible_en_fa Thus ye shall be filled at my table with horses and chariots, with mighty men, and with all men of war, saith the Lord GOD. پس مرا بطرف جنوب برد. و اینک دروازه‌ای به سمت جنوب و اسبرهایش ورواقهایش را مثل این پیمایشها پیمود. bible_en_fa And I will set my glory among the heathen, and all the heathen shall see my judgment that I have executed, and my hand that I have laid upon them. و برای آن و برای رواقهایش پنجره‌ها مثل آن پنجره هاگرداگردش بود. و طولش پنجاه ذراع و عرضش بیست و پنج ذراع بود. bible_en_fa So the house of Israel shall know that I am the LORD their God from that day and forward. وزینه های آن هفت پله داشت. و رواقش پیش آنها بود. و آن را نخلهایکی از اینطرف و دیگری از آنطرف براسبرهایش بود. bible_en_fa And the heathen shall know that the house of Israel went into captivity for their iniquity: because they trespassed against me, therefore hid I my face from them, and gave them into the hand of their enemies: so fell they all by the sword. و صحن اندرونی بطرف جنوب دروازه‌ای داشت و از دروازه تا دروازه به سمت جنوب صد ذراع پیمود. bible_en_fa According to their uncleanness and according to their transgressions have I done unto them, and hid my face from them. و مرا از دروازه جنوبی به صحن اندرونی آورد. و دروازه جنوبی را مثل این پیمایشها پیمود. bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD; Now will I bring again the captivity of Jacob, and have mercy upon the whole house of Israel, and will be jealous for my holy name; و حجره هایش واسبرهایش و رواقهایش موافق این پیمایشها بود. و در آن و در رواقهایش پنجره‌ها گرداگردش بودو طولش پنجاه ذراع و عرضش بیست و پنج ذراع بود. bible_en_fa After that they have borne their shame, and all their trespasses whereby they have trespassed against me, when they dwelt safely in their land, and none made them afraid. و طول رواقی که گرداگردش بود بیست وپنج ذراع و عرضش پنج ذراع بود. bible_en_fa When I have brought them again from the people, and gathered them out of their enemies' lands, and am sanctified in them in the sight of many nations; و رواقش به صحن بیرونی می‌رسید. و نخلها بر اسبرهایش بودو زینه‌اش هشت پله داشت. bible_en_fa Then shall they know that I am the LORD their God, which cause them to be led into captivity among the heathen: but I have gathered them unto their own land, and have left none of them any more there. پس مرا به صحن اندرونی به سمت مشرق آورد. و دروازه را مثل این پیمایشها پیمود. bible_en_fa Neither will I hide my face any more from them: for I have poured out my spirit upon the house of Israel, saith the Lord GOD. وحجره هایش و اسبرهایش و رواقهایش موافق این پیمایشها بود. و درآن و در رواقهایش پنجره‌ها برهر طرفش بود و طولش پنجاه ذراع و عرضش بیست و پنج ذراع بود. bible_en_fa In the five and twentieth year of our captivity, in the beginning of the year, in the tenth day of the month, in the fourteenth year after that the city was smitten, in the selfsame day the hand of the LORD was upon me, and brought me thither. و رواقهایش بسوی صحن بیرونی و نخلها بر اسبرهایش از این طرف وآنطرف بود و زینه‌اش هفت پله داشت. bible_en_fa In the visions of God brought he me into the land of Israel, and set me upon a very high mountain, by which was as the frame of a city on the south. و مرا به دروازه شمالی آورد و آن را مثل این پیمایشهاپیمود. bible_en_fa And he brought me thither, and, behold, there was a man, whose appearance was like the appearance of brass, with a line of flax in his hand, and a measuring reed; and he stood in the gate. و حجره هایش و اسبرهایش ورواقهایش را نیز. و پنجره‌ها گرداگردش بود وطولش پنجاه ذراع و عرضش بیست و پنج ذراع بود. bible_en_fa And the man said unto me, Son of man, behold with thine eyes, and hear with thine ears, and set thine heart upon all that I shall shew thee; for to the intent that I might shew them unto thee art thou brought hither: declare all that thou seest to the house of Israel. و اسبرهایش بسوی صحن بیرونی بود. ونخلها بر اسبرهایش از اینطرف و از آنطرف بود وزینه‌اش هشت پله داشت. bible_en_fa And behold a wall on the outside of the house round about, and in the man's hand a measuring reed of six cubits long by the cubit and an hand breadth: so he measured the breadth of the building, one reed; and the height, one reed. و نزد اسبرهای دروازه‌ها اطاقی بادروازه‌اش بود که در آن قربانی های سوختنی رامی شستند. bible_en_fa Then came he unto the gate which looketh toward the east, and went up the stairs thereof, and measured the threshold of the gate, which was one reed broad; and the other threshold of the gate, which was one reed broad. و در رواق دروازه دو میز ازاینطرف و دو میز از آن طرف بود تا بر آنهاقربانی های سوختنی و قربانی های گناه وقربانی های جرم را ذبح نمایند. bible_en_fa And every little chamber was one reed long, and one reed broad; and between the little chambers were five cubits; and the threshold of the gate by the porch of the gate within was one reed. و به یک جانب از طرف بیرون نزد زینه دهنه دروازه شمالی دومیز بود. و به‌جانب دیگر که نزد رواق دروازه بوددو میز بود. bible_en_fa He measured also the porch of the gate within, one reed. چهار میز از اینطرف و چهار میز ازآنطرف به پهلوی دروازه بود یعنی هشت میز که بر آنها ذبح می‌کردند. bible_en_fa Then measured he the porch of the gate, eight cubits; and the posts thereof, two cubits; and the porch of the gate was inward. و چهار میز برای قربانی های سوختنی از سنگ تراشیده بود که طول هر یک یک ذراع و نیم و عرضش یک ذراع ونیم و بلندیش یک ذراع بود و بر آنها آلاتی را که به آنها قربانی های سوختنی و ذبایح را ذبح می‌نمودند، می‌نهادند. bible_en_fa And the little chambers of the gate eastward were three on this side, and three on that side; they three were of one measure: and the posts had one measure on this side and on that side. و کناره های یک قبضه قد در اندرون از هر طرف نصب بود و گوشت قربانی‌ها بر میزها بود. bible_en_fa And he measured the breadth of the entry of the gate, ten cubits; and the length of the gate, thirteen cubits. و بیرون دروازه اندرونی، اطاقهای مغنیان در صحن اندرونی به پهلوی دروازه شمالی بود وروی آنها به سمت جنوب بود و یکی به پهلوی دروازه مشرقی که رویش بطرف شمال می‌بودبود. bible_en_fa The space also before the little chambers was one cubit on this side, and the space was one cubit on that side: and the little chambers were six cubits on this side, and six cubits on that side. و او مرا گفت: «این اطاقی که رویش به سمت جنوب است، برای کاهنانی که ودیعت خانه را نگاه می‌دارند می‌باشد. bible_en_fa He measured then the gate from the roof of one little chamber to the roof of another: the breadth was five and twenty cubits, door against door. و اطاقی که رویش به سمت شمال است، برای کاهنانی که ودیعت مذبح را نگاه می‌دارند می‌باشد. اینانندپسران صادوق از بنی لاوی که نزدیک خداوندمی آیند تا او را خدمت نمایند.» bible_en_fa He made also posts of threescore cubits, even unto the post of the court round about the gate. و طول صحن را صد ذراع پیمود و عرضش را صد ذراع و آن مربع بود و مذبح در برابر خانه بود. bible_en_fa And from the face of the gate of the entrance unto the face of the porch of the inner gate were fifty cubits. و مرا به رواق خانه آورد. و اسبرهای رواق را پنج ذراع از اینطرف و پنج ذراع از آنطرف پیمود. و عرض دروازه را سه ذراع از اینطرف وسه ذراع از آنطرف.و طول رواق بیست ذراع وعرضش یازده ذراع. و نزد زینه‌اش که از آن برمی آمدند، دو ستون نزد اسبرها یکی از اینطرف و دیگری از آنطرف بود. bible_en_fa And there were narrow windows to the little chambers, and to their posts within the gate round about, and likewise to the arches: and windows were round about inward: and upon each post were palm trees. و طول رواق بیست ذراع وعرضش یازده ذراع. و نزد زینه‌اش که از آن برمی آمدند، دو ستون نزد اسبرها یکی از اینطرف و دیگری از آنطرف بود. bible_en_fa Then brought he me into the outward court, and, lo, there were chambers, and a pavement made for the court round about: thirty chambers were upon the pavement. و مرا به هیکل آورد و عرض اسبرها راشش ذراع از اینطرف و عرض آنها راشش ذراع از آنطرف که عرض خیمه بود پیمود. bible_en_fa And the pavement by the side of the gates over against the length of the gates was the lower pavement. و عرض مدخل ده ذراع بود و جانبهای مدخل از اینطرف پنج ذراع و از آنطرف پنج ذراع بود وطولش را چهل ذراع و عرضش را بیست ذراع پیمود. bible_en_fa Then he measured the breadth from the forefront of the lower gate unto the forefront of the inner court without, an hundred cubits eastward and northward. و به اندرون داخل شده، اسبرهای مدخل را دو ذراع و مدخل را شش ذراع و عرض مدخل را هفت ذراع پیمود. bible_en_fa And the gate of the outward court that looked toward the north, he measured the length thereof, and the breadth thereof. و طولش را بیست ذراع و عرضش را بیست ذراع پیش روی هیکل پیمود و مرا گفت: «این قدس‌الاقداس است.» bible_en_fa And the little chambers thereof were three on this side and three on that side; and the posts thereof and the arches thereof were after the measure of the first gate: the length thereof was fifty cubits, and the breadth five and twenty cubits. و دیوار خانه را شش ذراع پیمود. و عرض غرفه‌ها که گرداگرد خانه بهر طرف می‌بود چهارذراع بود. bible_en_fa And their windows, and their arches, and their palm trees, were after the measure of the gate that looketh toward the east; and they went up unto it by seven steps; and the arches thereof were before them. و غرفه‌ها روی همدیگر سه طبقه بودو در هر رسته‌ای سی و در دیواری که به جهت غرفه‌ها گرداگرد خانه بود، داخل می‌شد تا (درآن ) متمکن شود و در دیوار خانه متمکن نشود. bible_en_fa And the gate of the inner court was over against the gate toward the north, and toward the east; and he measured from gate to gate an hundred cubits. و غرفه‌ها خانه را بالاتر و بالاتر احاطه کرده، وسیعتر می‌شد، زیرا که خانه را بالاتر و بالاترگرداگرد خانه احاطه می‌کرد و از این جهت خانه بسوی بالا وسیعتر می‌بود، و همچنین از طبقه تحتانی به طبقه وسطی تا طبقه فوقانی بالامی رفتند. bible_en_fa After that he brought me toward the south, and behold a gate toward the south: and he measured the posts thereof and the arches thereof according to these measures. و بلندی خانه را از هر طرف ملاحظه نمودم و اساس های غرفه‌ها یک نی تمام، یعنی شش ذراع بزرگ بود. bible_en_fa And there were windows in it and in the arches thereof round about, like those windows: the length was fifty cubits, and the breadth five and twenty cubits. و بطرف بیرون عرض دیواری که به جهت غرفه‌ها بود پنج ذراع بود و فسحت باقی‌مانده مکان غرفه های خانه بود. bible_en_fa And there were seven steps to go up to it, and the arches thereof were before them: and it had palm trees, one on this side, and another on that side, upon the posts thereof. و در میان حجره‌ها، عرض بیست ذراعی گرداگرد خانه بهرطرفش بود. bible_en_fa And there was a gate in the inner court toward the south: and he measured from gate to gate toward the south an hundred cubits. و درهای غرفه هابسوی فسحت بود. یک در بسوی شمال و در دیگر به سوی جنوب و عرض مکان فسحت پنج ذراع گرداگرد. bible_en_fa And he brought me to the inner court by the south gate: and he measured the south gate according to these measures; و عرض بنیانی که رو‌به‌روی مکان منفصل بوددر گوشه سمت مغرب هفتاد ذراع و عرض دیوارگرداگرد بنیان پنج ذراع و طولش نود ذراع بود. bible_en_fa And the little chambers thereof, and the posts thereof, and the arches thereof, according to these measures: and there were windows in it and in the arches thereof round about: it was fifty cubits long, and five and twenty cubits broad. و طول خانه را صد ذراع پیمود و طول مکان منفصل و بنیان و دیوارهایش را صد ذراع. bible_en_fa And the arches round about were five and twenty cubits long, and five cubits broad. و عرض جلو خانه و مکان منفصل به سمت مشرق صد ذراع بود. bible_en_fa And the arches thereof were toward the utter court; and palm trees were upon the posts thereof: and the going up to it had eight steps. و طول بنیان را تا پیش مکان منفصل که در عقبش بود با ایوانهایش ازاینطرف و آنطرف صد ذراع پیمود و هیکل اندرونی و رواقهای صحنها را. bible_en_fa And he brought me into the inner court toward the east: and he measured the gate according to these measures. و آستانه‌ها وپنجره های مشبک و ایوانها گرداگرد در سه طبقه مقابل آستانه از زمین تا پنجره‌ها از هر طرف چوب پوش بود و پنجره‌ها هم پوشیده بود. bible_en_fa And the little chambers thereof, and the posts thereof, and the arches thereof, were according to these measures: and there were windows therein and in the arches thereof round about: it was fifty cubits long, and five and twenty cubits broad. تابالای درها و تا خانه اندرونی و بیرونی و بر تمامی دیوار گرداگرد از اندرون و بیرون به همین پیمایشها. bible_en_fa And the arches thereof were toward the outward court; and palm trees were upon the posts thereof, on this side, and on that side: and the going up to it had eight steps. و کروبیان و نخلها در آن ساخته شده بود ودر میان هر دو کروبی یک نخل بود و هرکروبی دو رو داشت. bible_en_fa And he brought me to the north gate, and measured it according to these measures; یعنی روی انسان بسوی نخل از اینطرف و روی شیر بسوی نخل ازآنطرف بر تمامی خانه بهر طرفش ساخته شده بود. bible_en_fa The little chambers thereof, the posts thereof, and the arches thereof, and the windows to it round about: the length was fifty cubits, and the breadth five and twenty cubits. و از زمین تا بالای درها کروبیان و نخلهامصور بود و بر دیوار هیکل هم چنین. bible_en_fa And the posts thereof were toward the utter court; and palm trees were upon the posts thereof, on this side, and on that side: and the going up to it had eight steps. و باهوهای هیکل مربع بود و منظر جلوقدس مثل منظر آن بود. bible_en_fa And the chambers and the entries thereof were by the posts of the gates, where they washed the burnt offering. و مذبح چوبین بود. بلندی‌اش سه ذراع و طولش دو ذراع وگوشه هایش و طولش و دیوارهایش از چوب بود. و او مرا گفت: «میزی که در حضور خداوندمی باشد این است.» bible_en_fa And in the porch of the gate were two tables on this side, and two tables on that side, to slay thereon the burnt offering and the sin offering and the trespass offering. و هیکل و قدس را دو در بود. bible_en_fa And at the side without, as one goeth up to the entry of the north gate, were two tables; and on the other side, which was at the porch of the gate, were two tables. و هر در رادو لنگه بود و این دو لنگه تا می‌شد. یک در را دولنگه و در دیگر را دو لنگه. bible_en_fa Four tables were on this side, and four tables on that side, by the side of the gate; eight tables, whereupon they slew their sacrifices. و بر آنها یعنی بردرهای هیکل کروبیان و نخلها مصور بود بطوری که در دیوارها مصور بود و آستانه چوبین پیش روی رواق بطرف بیرون بود.بر جانب رواق پنجره های مشبک به اینطرف و به آنطرف بود وهمچنین بر غرفه های خانه و بر آستانه‌ها. bible_en_fa And the four tables were of hewn stone for the burnt offering, of a cubit and an half long, and a cubit and an half broad, and one cubit high: whereupon also they laid the instruments wherewith they slew the burnt offering and the sacrifice. بر جانب رواق پنجره های مشبک به اینطرف و به آنطرف بود وهمچنین بر غرفه های خانه و بر آستانه‌ها. bible_en_fa And within were hooks, an hand broad, fastened round about: and upon the tables was the flesh of the offering. و مرا به صحن بیرونی از راه سمت شمالی بیرون برد و مرا به حجره‌ای که مقابل مکان منفصل و روبروی بنیان بطرف شمال بود آورد. bible_en_fa And without the inner gate were the chambers of the singers in the inner court, which was at the side of the north gate; and their prospect was toward the south: one at the side of the east gate having the prospect toward the north. جلو طول صد ذراعی درشمالی بود و عرضش پنجاه ذراع بود. bible_en_fa And he said unto me, This chamber, whose prospect is toward the south, is for the priests, the keepers of the charge of the house. مقابل بیست ذراع که از آن صحن اندرونی بود و مقابل سنگفرشی که از صحن بیرونی بود دهلیزی روبروی دهلیزی در سه طبقه بود. bible_en_fa And the chamber whose prospect is toward the north is for the priests, the keepers of the charge of the altar: these are the sons of Zadok among the sons of Levi, which come near to the LORD to minister unto him. و پیش روی حجره‌ها بطرف اندرون خرندی به عرض ده ذراع بود و راهی یک ذراع و درهای آنها بطرف شمال بود. bible_en_fa So he measured the court, an hundred cubits long, and an hundred cubits broad, foursquare; and the altar that was before the house. و حجره های فوقانی کوتاه بود زیرا که دهلیزها از آنها می‌گرفتند بیشتر از آنچه آنها ازحجره های تحتانی و وسطی بنیان می‌گرفتند. bible_en_fa And he brought me to the porch of the house, and measured each post of the porch, five cubits on this side, and five cubits on that side: and the breadth of the gate was three cubits on this side, and three cubits on that side. چونکه سه طبقه بود و ستونها مثل ستونهای صحن‌ها نداشت و از این سبب، طبقه فوقانی ازطبقات تحتانی و وسطی از زمین تنگتر می‌شد. bible_en_fa The length of the porch was twenty cubits, and the breadth eleven cubits; and he brought me by the steps whereby they went up to it: and there were pillars by the posts, one on this side, and another on that side. وطول دیواری که بطرف بیرون مقابل حجره هابسوی صحن بیرونی روبروی حجره‌ها بود پنجاه ذراع بود. bible_en_fa Afterward he brought me to the temple, and measured the posts, six cubits broad on the one side, and six cubits broad on the other side, which was the breadth of the tabernacle. زیرا طول حجره هایی که در صحن بیرونی بود پنجاه ذراع بود و اینک جلو هیکل صدذراع بود. bible_en_fa And the breadth of the door was ten cubits; and the sides of the door were five cubits on the one side, and five cubits on the other side: and he measured the length thereof, forty cubits: and the breadth, twenty cubits. و زیر این حجره‌ها از طرف شرقی مدخلی بود که از آن به آنها از صحن بیرونی داخل می‌شدند. bible_en_fa Then went he inward, and measured the post of the door, two cubits; and the door, six cubits; and the breadth of the door, seven cubits. و در حجم دیوار صحن که بطرف مشرق بود پیش روی مکان منفصل و مقابل بنیان حجره‌ها بود. bible_en_fa So he measured the length thereof, twenty cubits; and the breadth, twenty cubits, before the temple: and he said unto me, This is the most holy place. و راه مقابل آنها مثل نمایش راه حجره های سمت شمال بود، عرض آنها مطابق طول آنها بود و تمامی مخرج های اینها مثل رسم آنها و درهای آنها. bible_en_fa After he measured the wall of the house, six cubits; and the breadth of every side chamber, four cubits, round about the house on every side. و مثل درهای حجره های سمت جنوب دری بر سر راه بود یعنی بر راهی که راست پیش روی دیوار مشرقی بود جایی که به آنها داخل می‌شدند. bible_en_fa And the side chambers were three, one over another, and thirty in order; and they entered into the wall which was of the house for the side chambers round about, that they might have hold, but they had not hold in the wall of the house. و مرا گفت: «حجره های شمالی وحجره های جنوبی که پیش روی مکان منفصل است، حجره های مقدس می‌باشد که کاهنانی که به خداوند نزدیک می‌آیند قدس اقداس را درآنها می‌خورند و قدس اقداس و هدایای آردی وقربانی های گناه و قربانی های جرم را در آنهامی گذارند زیرا که این مکان مقدس است. bible_en_fa And there was an enlarging, and a winding about still upward to the side chambers: for the winding about of the house went still upward round about the house: therefore the breadth of the house was still upward, and so increased from the lowest chamber to the highest by the midst. وچون کاهنان داخل آنها می‌شوند دیگر از قدس به صحن بیرونی بیرون نمی آیند بلکه لباسهای خودرا که در آنها خدمت می‌کنند در آنها می‌گذارندزیرا که آنها مقدس می‌باشد و لباس دیگرپوشیده، به آنچه به قوم تعلق دارد نزدیک می‌آیند.» bible_en_fa I saw also the height of the house round about: the foundations of the side chambers were a full reed of six great cubits. و چون پیمایشهای خانه اندرونی را به اتمام رسانید، مرا بسوی دروازه‌ای که رویش به سمت مشرق بود بیرون آورد و آن را از هر طرف پیمود. bible_en_fa The thickness of the wall, which was for the side chamber without, was five cubits: and that which was left was the place of the side chambers that were within. جانب شرقی آن را به نی پیمایش، پانصد نی پیمود یعنی به نی پیمایش آن را از هرطرف (پیمود). bible_en_fa And between the chambers was the wideness of twenty cubits round about the house on every side. و جانب شمالی را به نی پیمایش از هر طرف پانصد نی پیمود. bible_en_fa And the doors of the side chambers were toward the place that was left, one door toward the north, and another door toward the south: and the breadth of the place that was left was five cubits round about. و جانب جنوبی را به نی پیمایش، پانصد نی پیمود. bible_en_fa Now the building that was before the separate place at the end toward the west was seventy cubits broad; and the wall of the building was five cubits thick round about, and the length thereof ninety cubits. پس به سوی جانب غربی برگشته، آن را به نی پیمایش پانصد نی پیمود.هر‌چهار جانب آن را پیمود وآن را دیواری بود که طولش پانصد و عرضش پانصد (نی ) بود تا در میان مقدس و غیرمقدس فرق گذارد. bible_en_fa So he measured the house, an hundred cubits long; and the separate place, and the building, with the walls thereof, an hundred cubits long; هر‌چهار جانب آن را پیمود وآن را دیواری بود که طولش پانصد و عرضش پانصد (نی ) بود تا در میان مقدس و غیرمقدس فرق گذارد. bible_en_fa Also the breadth of the face of the house, and of the separate place toward the east, an hundred cubits. و مرا نزد دروازه آورد، یعنی به دروازه‌ای که به سمت مشرق متوجه بود. bible_en_fa And he measured the length of the building over against the separate place which was behind it, and the galleries thereof on the one side and on the other side, an hundred cubits, with the inner temple, and the porches of the court; واینک جلال خدای اسرائیل از طرف مشرق آمد و آواز او مثل آبهای بسیار بود و زمین از جلال او منور گردید. bible_en_fa The door posts, and the narrow windows, and the galleries round about on their three stories, over against the door, cieled with wood round about, and from the ground up to the windows, and the windows were covered; و مثل منظر آن رویایی بود که دیده بودم یعنی مثل آن رویا که در وقت آمدن من، برای تخریب شهر دیده بودم و رویاهامثل آن رویا بود که نزد نهر خابور مشاهده نموده بودم. پس به روی خود در‌افتادم. bible_en_fa To that above the door, even unto the inner house, and without, and by all the wall round about within and without, by measure. پس جلال خداوند از راه دروازه‌ای که رویش به سمت مشرق بود به خانه درآمد. bible_en_fa And it was made with cherubims and palm trees, so that a palm tree was between a cherub and a cherub; and every cherub had two faces; وروح مرا برداشته، به صحن اندرونی آورد و اینک جلال خداوند خانه را مملو ساخت. bible_en_fa So that the face of a man was toward the palm tree on the one side, and the face of a young lion toward the palm tree on the other side: it was made through all the house round about. و هاتفی راشنیدم که از میان خانه به من تکلم می‌نماید ومردی پهلوی من ایستاده بود. bible_en_fa From the ground unto above the door were cherubims and palm trees made, and on the wall of the temple. و مرا گفت: «ای پسر انسان این است مکان کرسی من و مکان کف پایهایم که در آن در میان بنی‌اسرائیل تا به ابدساکن خواهم شد و خاندان اسرائیل هم خودایشان و هم پادشاهان ایشان بار دیگر به زناها ولاشهای پادشاهان خود در مکان های بلند خویش نام قدوس مرا بی‌حرمت نخواهند ساخت. bible_en_fa The posts of the temple were squared, and the face of the sanctuary; the appearance of the one as the appearance of the other. ازاینکه آستانه های خود را نزد آستانه من وباهوهای خویش را به پهلوی باهوهای من برپاکرده‌اند و در میان من و ایشان فقط دیواری است، پس اسم قدوس مرا به رجاسات خویش که آنهارا بعمل آورده‌اند بی‌حرمت ساخته‌اند، لهذا من در خشم خود ایشان را تلف نموده‌ام. bible_en_fa The altar of wood was three cubits high, and the length thereof two cubits; and the corners thereof, and the length thereof, and the walls thereof, were of wood: and he said unto me, This is the table that is before the LORD. حال زناهای خود و لاشهای پادشاهان خویش را از من دور بنمایند و من در میان ایشان تا به ابد سکونت خواهم نمود. bible_en_fa And the temple and the sanctuary had two doors. و تو‌ای پسر انسان خاندان اسرائیل را از این خانه مطلع ساز تا از گناهان خودخجل شوند و ایشان نمونه آن را بپیمایند. bible_en_fa And the doors had two leaves apiece, two turning leaves; two leaves for the one door, and two leaves for the other door. واگر از هر‌چه بعمل آورده‌اند خجل شوند، آنگاه صورت خانه را و نمونه و مخرجها و مدخلها و تمامی شکلها و همه فرایض و جمیع صورتها وتمامی قانونهایش را برای ایشان اعلام نما و به نظر ایشان بنویس تا تمامی صورتش و همه فرایضش را نگاه داشته، به آنها عمل نمایند. bible_en_fa And there were made on them, on the doors of the temple, cherubims and palm trees, like as were made upon the walls; and there were thick planks upon the face of the porch without. وقانون خانه این است که تمامی حدودش بر سرکوه از همه اطرافش قدس اقداس باشد. اینک قانون خانه همین است. bible_en_fa And there were narrow windows and palm trees on the one side and on the other side, on the sides of the porch, and upon the side chambers of the house, and thick planks. و پیمایشهای مذبح به ذراعها که هر ذراع یک ذراع و یک قبضه باشد این است. سینه‌اش یک ذراع و عرضش یک ذراع و حاشیه‌ای که گرداگرد لبش می‌باشد یک وجب و این پشت مذبح می‌باشد. bible_en_fa Then he brought me forth into the utter court, the way toward the north: and he brought me into the chamber that was over against the separate place, and which was before the building toward the north. و از سینه روی زمین تا خروج پایینی دو ذراع و عرضش یک ذراع و از خروج کوچک تا خروج بزرگ چهار ذراع و عرضش یک ذراع. bible_en_fa Before the length of an hundred cubits was the north door, and the breadth was fifty cubits. و آتش دانش چهار ذراع و از آتش دان چهار شاخ برآمده بود. bible_en_fa Over against the twenty cubits which were for the inner court, and over against the pavement which was for the utter court, was gallery against gallery in three stories. و طول آتش دان دوازده و عرضش دوازده و از هر‌چهار طرف مربع بود. bible_en_fa And before the chambers was a walk of ten cubits breadth inward, a way of one cubit; and their doors toward the north. و طول خروج چهارده و عرضش چهارده برچهار طرفش بود و حاشیه‌ای که گرداگردش بودنیم ذراع و دایره سینه‌اش یک ذراع و پله هایش به سمت مشرق متوجه بود. bible_en_fa Now the upper chambers were shorter: for the galleries were higher than these, than the lower, and than the middlemost of the building. و او مرا گفت: «ای پسر انسان خداوند یهوه چنین می‌فرماید: این است قانون های مذبح درروزی که آن را بسازند تا قربانی های سوختی برآن بگذرانند و خون بر آن بپاشند. bible_en_fa For they were in three stories, but had not pillars as the pillars of the courts: therefore the building was straitened more than the lowest and the middlemost from the ground. و خداوندیهوه می‌فرماید که به لاویان کهنه که از ذریت صادوق می‌باشند و به جهت خدمت من به من نزدیک می‌آیند یک گوساله به جهت قربانی گناه بده. bible_en_fa And the wall that was without over against the chambers, toward the utter court on the forepart of the chambers, the length thereof was fifty cubits. و از خونش گرفته، بر چهار شاخش و برچهار گوشه خروج و بر حاشیه‌ای که گرداگردش است بپاش و آن را طاهر ساخته، برایش کفاره کن. bible_en_fa For the length of the chambers that were in the utter court was fifty cubits: and, lo, before the temple were an hundred cubits. گوساله قربانی گناه را بگیر و آن را در مکان معین خانه بیرون از مقدس بسوزانند. bible_en_fa And from under these chambers was the entry on the east side, as one goeth into them from the utter court. و در روزدوم بز نر بی‌عیبی برای قربانی گناه بگذران تامذبح را به آن طاهر سازند چنانکه آن را به گوساله طاهر ساختند. bible_en_fa The chambers were in the thickness of the wall of the court toward the east, over against the separate place, and over against the building. و چون از طاهر ساختن آن فارغ شدی گوساله بی‌عیب و قوچی بی‌عیب از گله بگذران. bible_en_fa And the way before them was like the appearance of the chambers which were toward the north, as long as they, and as broad as they: and all their goings out were both according to their fashions, and according to their doors. تو آن را به حضور خداوند نزدیک بیاور و کاهنان نمک بر آنها پاشیده، آنها را به جهت قربانی سوختنی برای خداوند بگذرانند. bible_en_fa And according to the doors of the chambers that were toward the south was a door in the head of the way, even the way directly before the wall toward the east, as one entereth into them. هر روز از هفت روز تو بز نری برای قربانی گناه بگذران و ایشان گوساله‌ای و قوچی از گله هر دوبی عیب بگذرانند. bible_en_fa Then said he unto me, The north chambers and the south chambers, which are before the separate place, they be holy chambers, where the priests that approach unto the LORD shall eat the most holy things: there shall they lay the most holy things, and the meat offering, and the sin offering, and the trespass offering; for the place is holy. هفت روز ایشان کفاره برای مذبح نموده، آن را طاهر سازند و تخصیص کنند.و چون این‌روزها را به اتمام رسانیدند، پس درروز هشتم و بعد از آن کاهنان قربانی های سوختنی و ذبایح سلامتی شما را بر مذبح بگذرانند و من شما را قبول خواهم کرد. قول خداوند یهوه این است.» bible_en_fa When the priests enter therein, then shall they not go out of the holy place into the utter court, but there they shall lay their garments wherein they minister; for they are holy; and shall put on other garments, and shall approach to those things which are for the people. و چون این‌روزها را به اتمام رسانیدند، پس درروز هشتم و بعد از آن کاهنان قربانی های سوختنی و ذبایح سلامتی شما را بر مذبح بگذرانند و من شما را قبول خواهم کرد. قول خداوند یهوه این است.» bible_en_fa Now when he had made an end of measuring the inner house, he brought me forth toward the gate whose prospect is toward the east, and measured it round about. و مرا به راه دروازه مقدس بیرونی که به سمت مشرق متوجه بود، باز آورد و آن بسته شده بود. bible_en_fa He measured the east side with the measuring reed, five hundred reeds, with the measuring reed round about. و خداوند مرا گفت: «این دروازه بسته بماند و گشوده نشود وهیچ‌کس از آن داخل نشود زیرا که یهوه خدای اسرائیل از آن داخل شده، لهذا بسته بماند. bible_en_fa He measured the north side, five hundred reeds, with the measuring reed round about. و اما رئیس، چونکه اورئیس است در آن به جهت خوردن غذا به حضور خداوند بنشیند و از راه رواق دروازه داخل شودو از همان راه بیرون رود.» bible_en_fa He measured the south side, five hundred reeds, with the measuring reed. پس مرا از راه دروازه شمالی پیش روی خانه آورد و نگریستم و اینک جلال خداوند خانه خداوند را مملو ساخته بود و بروی خوددرافتادم. bible_en_fa He turned about to the west side, and measured five hundred reeds with the measuring reed. و خداوند مرا گفت: «ای پسر انسان دل خود را به هرچه تو را گویم درباره تمامی قانون های خانه خداوند و همه قواعدش مشغول ساز و به چشمان خود ببین و به گوشهای خودبشنو و دل خویش را به مدخل خانه و به همه مخرج های مقدس مشغول ساز. bible_en_fa He measured it by the four sides: it had a wall round about, five hundred reeds long, and five hundred broad, to make a separation between the sanctuary and the profane place. و به این متمردین یعنی به خاندان اسرائیل بگو: خداوندیهوه چنین می‌فرماید: ای خاندان اسرائیل ازتمامی رجاسات خویش باز ایستید. bible_en_fa Afterward he brought me to the gate, even the gate that looketh toward the east: زیرا که شما اجنبیان نامختون دل و نامختون گوشت راداخل ساختید تا در مقدس من بوده، خانه مراملوث سازند. و چون شما غذای من یعنی پیه وخون را گذرانیدید، ایشان علاوه بر همه رجاسات شما عهد مرا شکستند. bible_en_fa And, behold, the glory of the God of Israel came from the way of the east: and his voice was like a noise of many waters: and the earth shined with his glory. و شما ودیعت اقداس مرا نگاه نداشتید، بلکه کسان به جهت خویشتن تعیین نمودید تا ودیعت مرا در مقدس من نگاه دارند. bible_en_fa And it was according to the appearance of the vision which I saw, even according to the vision that I saw when I came to destroy the city: and the visions were like the vision that I saw by the river Chebar; and I fell upon my face. «خداوند یهوه چنین می‌فرماید: هیچ شخص غریب نامختون دل و نامختون گوشت از همه غریبانی که در میان بنی‌اسرائیل باشند به مقدس من داخل نخواهد شد. bible_en_fa And the glory of the LORD came into the house by the way of the gate whose prospect is toward the east. بلکه آن لاویان نیز که در حین آواره شدن بنی‌اسرائیل از من دوری ورزیده، از عقب بتهای خویش آواره گردیدند، متحمل گناه خود خواهند شد، bible_en_fa So the spirit took me up, and brought me into the inner court; and, behold, the glory of the LORD filled the house. زیرا خادمان مقدس من و مستحفظان دروازه های خانه و ملازمان خانه هستند و ایشان قربانی های سوختنی و ذبایح قوم را ذبح می‌نمایند و به حضور ایشان برای خدمت ایشان می‌ایستند. bible_en_fa And I heard him speaking unto me out of the house; and the man stood by me. واز این جهت که به حضور بتهای خویش ایشان راخدمت نمودند و برای خاندان اسرائیل سنگ مصادم گناه شدند. بنابراین خداوند یهوه می‌گوید: دست خود را به ضد ایشان برافراشتم که متحمل گناه خود خواهند شد. bible_en_fa And he said unto me, Son of man, the place of my throne, and the place of the soles of my feet, where I will dwell in the midst of the children of Israel for ever, and my holy name, shall the house of Israel no more defile, neither they, nor their kings, by their whoredom, nor by the carcases of their kings in their high places. و به من نزدیک نخواهند آمد و به کهانت من نخواهند پرداخت وبه هیچ‌چیز مقدس در قدس‌الاقداس نزدیک نخواهند آمد، بلکه خجالت خویش و رجاسات خود را که بعمل آوردند متحمل خواهند شد. bible_en_fa In their setting of their threshold by my thresholds, and their post by my posts, and the wall between me and them, they have even defiled my holy name by their abominations that they have committed: wherefore I have consumed them in mine anger. لیکن ایشان را به جهت تمامی خدمت خانه وبرای هر کاری که در آن کرده می‌شود، مستحفظان ودیعت آن خواهم ساخت. bible_en_fa Now let them put away their whoredom, and the carcases of their kings, far from me, and I will dwell in the midst of them for ever. «لیکن لاویان کهنه از بنی صادوق که درحینی که بنی‌اسرائیل از من آواره شدند ودیعت مقدس مرا نگاه داشتند، خداوند یهوه می‌گوید که ایشان به جهت خدمت من نزدیک خواهند آمد وبه حضور من ایستاده پیه و خون را برای من خواهند گذرانید. bible_en_fa Thou son of man, shew the house to the house of Israel, that they may be ashamed of their iniquities: and let them measure the pattern. و ایشان به مقدس من داخل خواهند شد و به جهت خدمت من به خوان من نزدیک خواهند آمد و ودیعت مرا نگاه خواهندداشت. bible_en_fa And if they be ashamed of all that they have done, shew them the form of the house, and the fashion thereof, and the goings out thereof, and the comings in thereof, and all the forms thereof, and all the ordinances thereof, and all the forms thereof, and all the laws thereof: and write it in their sight, that they may keep the whole form thereof, and all the ordinances thereof, and do them. و هنگامی که به دروازه های صحن اندرونی داخل شوند لباس کتانی خواهند پوشیدو چون در دروازه های صحن اندرونی و در خانه مشغول خدمت باشند، هیچ لباس پشمین نپوشند. bible_en_fa This is the law of the house; Upon the top of the mountain the whole limit thereof round about shall be most holy. Behold, this is the law of the house. عمامه های کتانی بر سر ایشان وزیرجامه کتانی بر کمرهای ایشان باشد و هیچ چیزی که عرق آورد در بر نکنند. bible_en_fa And these are the measures of the altar after the cubits: The cubit is a cubit and an hand breadth; even the bottom shall be a cubit, and the breadth a cubit, and the border thereof by the edge thereof round about shall be a span: and this shall be the higher place of the altar. و چون به صحن بیرونی یعنی به صحن بیرونی نزد قوم بیرون روند، آنگاه لباس خویش را که در آن خدمت می‌کنند بیرون کرده، آن را در حجره های مقدس بگذارند و به لباس دیگر ملبس شوند وقوم را در لباس خویش تقدیس ننمایند. bible_en_fa And from the bottom upon the ground even to the lower settle shall be two cubits, and the breadth one cubit; and from the lesser settle even to the greater settle shall be four cubits, and the breadth one cubit. وایشان سر خود را نتراشند و گیسوهای بلندنگذارند بلکه موی سر خود را بچینند. bible_en_fa So the altar shall be four cubits; and from the altar and upward shall be four horns. و کاهن وقت درآمدنش در صحن اندرونی شراب ننوشد. bible_en_fa And the altar shall be twelve cubits long, twelve broad, square in the four squares thereof. و زن بیوه یا مطلقه را به زنی نگیرند، بلکه باکره‌ای که از ذریت خاندان اسرائیل باشد یابیوه‌ای را که بیوه کاهن باشد بگیرند. bible_en_fa And the settle shall be fourteen cubits long and fourteen broad in the four squares thereof; and the border about it shall be half a cubit; and the bottom thereof shall be a cubit about; and his stairs shall look toward the east. و فرق میان مقدس و غیرمقدس را به قوم من تعلیم دهندو تشخیص میان طاهر و غیرطاهر را به ایشان اعلام نمایند. bible_en_fa And he said unto me, Son of man, thus saith the Lord GOD; These are the ordinances of the altar in the day when they shall make it, to offer burnt offerings thereon, and to sprinkle blood thereon. و چون در مرافعه‌ها به جهت محاکمه بایستند، بر‌حسب احکام من داوری بنمایند و شرایع و فرایض مرا در جمیع مواسم من نگاه دارند و سبت های مرا تقدیس نمایند. bible_en_fa And thou shalt give to the priests the Levites that be of the seed of Zadok, which approach unto me, to minister unto me, saith the Lord GOD, a young bullock for a sin offering. واحدی از ایشان به میته آدمی نزدیک نیامده، خویشتن را نجس نسازد مگر اینکه به جهت پدریا مادر یا پسر یا دختر یا برادر یا خواهری که شوهر نداشته باشد، جایز است که خویشتن رانجس سازد. bible_en_fa And thou shalt take of the blood thereof, and put it on the four horns of it, and on the four corners of the settle, and upon the border round about: thus shalt thou cleanse and purge it. و بعد از آنکه طاهر شود هفت روز برای وی بشمارند. bible_en_fa Thou shalt take the bullock also of the sin offering, and he shall burn it in the appointed place of the house, without the sanctuary. و خداوند یهوه می‌فرماید در روزی که به صحن اندرونی قدس داخل شود تا در قدس خدمت نماید آنگاه قربانی گناه خود را بگذراند. bible_en_fa And on the second day thou shalt offer a kid of the goats without blemish for a sin offering; and they shall cleanse the altar, as they did cleanse it with the bullock. «و ایشان را نصیبی خواهد بود. من نصیب ایشان خواهم بود. پس ایشان را در میان اسرائیل ملک ندهید زیرا که من ملک ایشان خواهم بود. bible_en_fa When thou hast made an end of cleansing it, thou shalt offer a young bullock without blemish, and a ram out of the flock without blemish. و ایشان هدایای آردی و قربانی های گناه وقربانی های جرم را بخورند و همه موقوفات اسرائیل از آن ایشان خواهد بود. bible_en_fa And thou shalt offer them before the LORD, and the priests shall cast salt upon them, and they shall offer them up for a burnt offering unto the LORD. و اول تمامی نوبرهای همه‌چیز و هر هدیه‌ای از همه‌چیزها ازجمیع هدایای شما از آن کاهنان خواهد بود وخمیر اول خود را به کاهن بدهید تا برکت بر خانه خود فرود آورید.و کاهن هیچ میته یا دریده شده‌ای را از مرغ یا بهایم نخورد. bible_en_fa Seven days shalt thou prepare every day a goat for a sin offering: they shall also prepare a young bullock, and a ram out of the flock, without blemish. و کاهن هیچ میته یا دریده شده‌ای را از مرغ یا بهایم نخورد. bible_en_fa Seven days shall they purge the altar and purify it; and they shall consecrate themselves. «و چون زمین را به جهت ملکیت به قرعه تقسیم نمایید، حصه مقدس را که طولش بیست و پنج هزار (نی ) و عرضش ده هزار(نی ) باشد هدیه‌ای برای خداوند بگذرانید و این به تمامی حدودش از هر طرف مقدس خواهدبود. bible_en_fa And when these days are expired, it shall be, that upon the eighth day, and so forward, the priests shall make your burnt offerings upon the altar, and your peace offerings; and I will accept you, saith the Lord GOD. و از این پانصد در پانصد (نی ) از هر طرف مربع برای قدس خواهد بود و نواحی آن از هرطرفش پنجاه ذراع. bible_en_fa Then he brought me back the way of the gate of the outward sanctuary which looketh toward the east; and it was shut. و از این پیمایش طول بیست و پنج هزار و عرض ده هزار (نی ) خواهی پیمود تا در آن جای مقدس قدس‌الاقداس باشد. bible_en_fa Then said the LORD unto me; This gate shall be shut, it shall not be opened, and no man shall enter in by it; because the LORD, the God of Israel, hath entered in by it, therefore it shall be shut. و این برای کاهنانی که خادمان مقدس باشند و به جهت خدمت خداوند نزدیک می‌آیند، حصه مقدس از زمین خواهد بود تا جای خانه‌ها به جهت ایشان و جای مقدس به جهت قدس باشد. bible_en_fa It is for the prince; the prince, he shall sit in it to eat bread before the LORD; he shall enter by the way of the porch of that gate, and shall go out by the way of the same. و طول بیست و پنج هزار و عرض ده هزار (نی )به جهت لاویانی که خادمان خانه باشند خواهدبود تا ملک ایشان برای بیست خانه باشد. bible_en_fa Then brought he me the way of the north gate before the house: and I looked, and, behold, the glory of the LORD filled the house of the LORD: and I fell upon my face. و ملک شهر را که عرضش پنجهزار و طولش بیست وپنجهزار (نی ) باشد موازی آن هدیه مقدس قرار خواهید داد و این از آن تمامی خاندان اسرائیل خواهد بود. bible_en_fa And the LORD said unto me, Son of man, mark well, and behold with thine eyes, and hear with thine ears all that I say unto thee concerning all the ordinances of the house of the LORD, and all the laws thereof; and mark well the entering in of the house, with every going forth of the sanctuary. و از اینطرف و از آنطرف هدیه مقدس و ملک شهر مقابل هدیه مقدس و مقابل ملک شهر از جانب غربی به سمت مغرب و ازجانب شرقی به سمت مشرق حصه رئیس خواهدبود و طولش موازی یکی از قسمت‌ها از حدمغرب تا حد مشرق خواهد بود. bible_en_fa And thou shalt say to the rebellious, even to the house of Israel, Thus saith the Lord GOD; O ye house of Israel, let it suffice you of all your abominations, و این در آن زمین در اسرائیل ملک او خواهد بود تا روسای من بر قوم من دیگر ستم ننمایند و ایشان زمین را به خاندان اسرائیل بر‌حسب اسباط ایشان خواهندداد. bible_en_fa In that ye have brought into my sanctuary strangers, uncircumcised in heart, and uncircumcised in flesh, to be in my sanctuary, to pollute it, even my house, when ye offer my bread, the fat and the blood, and they have broken my covenant because of all your abominations. «خداوند یهوه چنین می‌گوید: ای سروران اسرائیل باز ایستید و جور و ستم را دور کنید وانصاف و عدالت را بجا آورید و ظلم خود را ازقوم من رفع نمایید. قول خداوند یهوه این است: bible_en_fa And ye have not kept the charge of mine holy things: but ye have set keepers of my charge in my sanctuary for yourselves. میزان راست و ایفای راست و بت راست برای شما باشد bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; No stranger, uncircumcised in heart, nor uncircumcised in flesh, shall enter into my sanctuary, of any stranger that is among the children of Israel. و ایفا و بت یکمقدار باشد به نوعی که بت به عشر حومر و ایفا به عشر حومر مساوی باشد. مقدار آنها بر‌حسب حومر باشد. bible_en_fa And the Levites that are gone away far from me, when Israel went astray, which went astray away from me after their idols; they shall even bear their iniquity. و مثقال بیست جیره باشد. و منای شما بیست مثقال وبیست و پنج مثقال و پانزده مثقال باشد. bible_en_fa Yet they shall be ministers in my sanctuary, having charge at the gates of the house, and ministering to the house: they shall slay the burnt offering and the sacrifice for the people, and they shall stand before them to minister unto them. «و هدیه‌ای که بگذرانید این است: یک سدس ایفا از هر حومر گندم و یک سدس ایفا ازهر حومر جو بدهید. bible_en_fa Because they ministered unto them before their idols, and caused the house of Israel to fall into iniquity; therefore have I lifted up mine hand against them, saith the Lord GOD, and they shall bear their iniquity. و قسمت معین روغن برحسب بت روغن یک عشر بت از هر کر یا حومرده بت باشد زیرا که ده بت یک حومر می‌باشد. bible_en_fa And they shall not come near unto me, to do the office of a priest unto me, nor to come near to any of my holy things, in the most holy place: but they shall bear their shame, and their abominations which they have committed. و یک گوسفند از دویست گوسفند از مرتع های سیراب اسرائیل برای هدیه آردی و قربانی سوختنی و ذبایح سلامتی بدهند تا برای ایشان کفاره بشود. قول خداوند یهوه این است. bible_en_fa But I will make them keepers of the charge of the house, for all the service thereof, and for all that shall be done therein. وتمامی قوم زمین این هدیه را برای رئیس دراسرائیل بدهند. bible_en_fa But the priests the Levites, the sons of Zadok, that kept the charge of my sanctuary when the children of Israel went astray from me, they shall come near to me to minister unto me, and they shall stand before me to offer unto me the fat and the blood, saith the Lord GOD: و رئیس قربانی های سوختنی و هدایای آردی و هدایای ریختنی را در عیدها وهلال‌ها و سبت‌ها و همه مواسم خاندان اسرائیل بدهد واو قربانی گناه و هدیه آردی و قربانی سوختنی و ذبایح سلامتی را به جهت کفاره برای خاندان اسرائیل بگذراند.» bible_en_fa They shall enter into my sanctuary, and they shall come near to my table, to minister unto me, and they shall keep my charge. خداوند یهوه چنین می‌گوید: «در غره ماه اول، گاوی جوان بی‌عیب گرفته، مقدس را طاهرخواهی نمود. bible_en_fa And it shall come to pass, that when they enter in at the gates of the inner court, they shall be clothed with linen garments; and no wool shall come upon them, whiles they minister in the gates of the inner court, and within. و کاهن قدری از خون قربانی گناه گرفته، آن را بر چهار چوب خانه و بر چهارگوشه خروج مذبح و بر چهار چوب دروازه صحن اندرونی خواهد پاشید. bible_en_fa They shall have linen bonnets upon their heads, and shall have linen breeches upon their loins; they shall not gird themselves with any thing that causeth sweat. و همچنین درروز هفتم ماه برای هر‌که سهو یا غفلت خطا ورزدخواهی کرد و شما برای خانه کفاره خواهیدنمود. bible_en_fa And when they go forth into the utter court, even into the utter court to the people, they shall put off their garments wherein they ministered, and lay them in the holy chambers, and they shall put on other garments; and they shall not sanctify the people with their garments. و در روز چهاردهم ماه اول برای شماهفت روز عید فصح خواهد بود که در آنها نان فطیر خورده شود. bible_en_fa Neither shall they shave their heads, nor suffer their locks to grow long; they shall only poll their heads. و در آن روز رئیس، گاوقربانی گناه را برای خود و برای تمامی اهل زمین بگذراند. bible_en_fa Neither shall any priest drink wine, when they enter into the inner court. و در هفت روز عید، یعنی در هر روزاز آن هفت روز، هفت گاو و هفت قوچ بی‌عیب به جهت قربانی سوختنی برای خداوند و هر روزیک بز نر به جهت قربانی گناه بگذارند. bible_en_fa Neither shall they take for their wives a widow, nor her that is put away: but they shall take maidens of the seed of the house of Israel, or a widow that had a priest before. و هدیه آردیش را یک ایفا برای هر گاو و یک ایفا برای هرقوچ و یک هین روغن برای هر ایفا بگذراند.واز روز پانزدهم ماه هفتم، در وقت عید موافق اینهایعنی موافق قربانی گناه و قربانی سوختنی و هدیه آردی و روغن تا هفت روز خواهد گذرانید.» bible_en_fa And they shall teach my people the difference between the holy and profane, and cause them to discern between the unclean and the clean. واز روز پانزدهم ماه هفتم، در وقت عید موافق اینهایعنی موافق قربانی گناه و قربانی سوختنی و هدیه آردی و روغن تا هفت روز خواهد گذرانید.» bible_en_fa And in controversy they shall stand in judgment; and they shall judge it according to my judgments: and they shall keep my laws and my statutes in all mine assemblies; and they shall hallow my sabbaths. خداوند یهوه چنین می‌گوید: «دروازه صحن اندرونی که به سمت مشرق متوجه است در شش روز شغل بسته بماند و درروز سبت مفتوح شود و در روز اول ماه گشاده گردد. bible_en_fa And they shall come at no dead person to defile themselves: but for father, or for mother, or for son, or for daughter, for brother, or for sister that hath had no husband, they may defile themselves. و رئیس از راه رواق دروازه بیرونی داخل شود و نزد چهار چوب دروازه بایستد و کاهنان قربانی سوختنی و ذبیحه سلامتی او را بگذرانند واو بر آستانه دروازه سجده نماید، پس بیرون بروداما دروازه تا شام بسته نشود. bible_en_fa And after he is cleansed, they shall reckon unto him seven days. و اهل زمین درسبت‌ها و هلال‌ها نزد دهنه آن دروازه به حضورخداوند سجده نمایند. bible_en_fa And in the day that he goeth into the sanctuary, unto the inner court, to minister in the sanctuary, he shall offer his sin offering, saith the Lord GOD. و قربانی سوختنی که رئیس در روز سبت برای خداوند بگذراند، شش بره بی‌عیب و یک قوچ بی‌عیب خواهد بود. bible_en_fa And it shall be unto them for an inheritance: I am their inheritance: and ye shall give them no possession in Israel: I am their possession. وهدیه آردی‌اش یک ایفا برای هر قوچ باشد وهدیه‌اش برای بره‌ها هر‌چه از دستش برآید و یک هین روغن برای هر ایفا. bible_en_fa They shall eat the meat offering, and the sin offering, and the trespass offering; and every dedicated thing in Israel shall be theirs. و در غره ماه یک گاوجوان بی‌عیب و شش بره و یک قوچ که بی‌عیب باشد. bible_en_fa And the first of all the firstfruits of all things, and every oblation of all, of every sort of your oblations, shall be the priest's: ye shall also give unto the priest the first of your dough, that he may cause the blessing to rest in thine house. و هدیه آردی‌اش یک ایفا برای هر گاو ویک ایفا برای هر قوچ و هر‌چه از دستش برآیدبرای بره‌ها و یک هین روغن برای هر ایفا بگذراند. bible_en_fa The priests shall not eat of any thing that is dead of itself, or torn, whether it be fowl or beast. و هنگامی که رئیس داخل شود از راه رواق دروازه درآید و از همان راه بیرون رود. bible_en_fa Moreover, when ye shall divide by lot the land for inheritance, ye shall offer an oblation unto the LORD, an holy portion of the land: the length shall be the length of five and twenty thousand reeds, and the breadth shall be ten thousand. This shall be holy in all the borders thereof round about. وهنگامی که اهل زمین در مواسم به حضورخداوند داخل شوند، آنگاه هر‌که از راه دروازه شمالی به جهت عبادت داخل شود، از راه دروازه جنوبی بیرون رود. و هرکه از راه دروازه جنوبی داخل شود، از راه دروازه شمالی بیرون رود و ازآن دروازه که از آن داخل شده باشد، برنگرددبلکه پیش روی خود بیرون رود. bible_en_fa Of this there shall be for the sanctuary five hundred in length, with five hundred in breadth, square round about; and fifty cubits round about for the suburbs thereof. و چون ایشان داخل شوند رئیس در میان ایشان داخل شود و چون بیرون روند با هم بیرون روند. bible_en_fa And of this measure shalt thou measure the length of five and twenty thousand, and the breadth of ten thousand: and in it shall be the sanctuary and the most holy place. و هدیه آردی‌اش در عیدها و مواسم یک ایفا برای هر گاوو یک ایفا برای هر قوچ و هر‌چه از دستش برآیدبرای بره‌ها و یک هین روغن برای هر ایفا خواهدبود. bible_en_fa The holy portion of the land shall be for the priests the ministers of the sanctuary, which shall come near to minister unto the LORD: and it shall be a place for their houses, and an holy place for the sanctuary. و چون رئیس هدیه تبرعی را خواه قربانی سوختنی یا ذبایح سلامتی به جهت هدیه تبرعی برای خداوند بگذراند، آنگاه دروازه‌ای را که به سمت مشرق متوجه است بگشایند و او قربانی سوختنی و ذبایح سلامتی خود را بگذراند به طوری که آنها را در روز سبت می‌گذراند. پس بیرون رود و چون بیرون رفت دروازه را ببندند. bible_en_fa And the five and twenty thousand of length, and the ten thousand of breadth, shall also the Levites, the ministers of the house, have for themselves, for a possession for twenty chambers. و یک بره یک ساله بی‌عیب هر روز به جهت قربانی سوختنی برای خداوند خواهی گذرانید، هر صبح آن را بگذران. bible_en_fa And ye shall appoint the possession of the city five thousand broad, and five and twenty thousand long, over against the oblation of the holy portion: it shall be for the whole house of Israel. و هر بامداد هدیه آردی آن را خواهی گذرانید، یعنی یک سدس ایفا و یک ثلث هین روغن که بر آرد نرم پاشیده شود که هدیه آردی دایمی برای خداوند به فریضه ابدی خواهد بود. bible_en_fa And a portion shall be for the prince on the one side and on the other side of the oblation of the holy portion, and of the possession of the city, before the oblation of the holy portion, and before the possession of the city, from the west side westward, and from the east side eastward: and the length shall be over against one of the portions, from the west border unto the east border. پس بره و هدیه آردی‌اش و روغنش را هر صبح به جهت قربانی سوختنی دایمی خواهند گذرانید.» bible_en_fa In the land shall be his possession in Israel: and my princes shall no more oppress my people; and the rest of the land shall they give to the house of Israel according to their tribes. خداوند یهوه چنین می‌گوید: «چون رئیس بخششی به یکی از پسران خود بدهد، حق ارثیت آن از آن پسرانش خواهد بود و ملک ایشان به رسم ارثیت خواهد بود. bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; Let it suffice you, O princes of Israel: remove violence and spoil, and execute judgment and justice, take away your exactions from my people, saith the Lord GOD. لیکن اگر بخششی ازملک موروث خویش به یکی از بندگان خودبدهد، تا سال انفکاک از آن او خواهد بود، پس به رئیس راجع خواهد شد و میراث او فقط از آن پسرانش خواهد بود. bible_en_fa Ye shall have just balances, and a just ephah, and a just bath. I و رئیس از میراث قوم نگیرد و ملک ایشان را غصب ننماید بلکه پسران خود را از ملک خویش میراث دهد تا قوم من هر کس از ملک خویش پراکنده نشوند. bible_en_fa The ephah and the bath shall be of one measure, that the bath may contain the tenth part of an homer, and the ephah the tenth part of an homer: the measure thereof shall be after the homer. پس مرا ازمدخلی که به پهلوی دروازه بود به حجره های مقدس کاهنان که به سمت شمال متوجه بوددرآورد. و اینک در آنجا بهر دو طرف به سمت مغرب مکانی بود.» bible_en_fa And the shekel shall be twenty gerahs: twenty shekels, five and twenty shekels, fifteen shekels, shall be your manneh. و مرا گفت: «این است مکانی که کاهنان، قربانی جرم و قربانی گناه را طبخ می‌نمایند وهدیه آردی را می‌پزند تا آنها را به صحن بیرونی به جهت تقدیس نمودن قوم بیرون نیاورند.» bible_en_fa This is the oblation that ye shall offer; the sixth part of an ephah of an homer of wheat, and ye shall give the sixth part of an ephah of an homer of barley: پس مرا به صحن بیرونی آورد و مرا به چهار زاویه صحن گردانید و اینک در هر زاویه صحن صحنی بود. bible_en_fa Concerning the ordinance of oil, the bath of oil, ye shall offer the tenth part of a bath out of the cor, which is an homer of ten baths; for ten baths are an homer: یعنی در چهار گوشه صحن صحنهای محوطه‌ای بود که طول هر یک چهل وعرضش سی (ذراع ) بود. این چهار را که درزاویه‌ها بود یک مقدار بود. bible_en_fa And one lamb out of the flock, out of two hundred, out of the fat pastures of Israel; for a meat offering, and for a burnt offering, and for peace offerings, to make reconciliation for them, saith the Lord GOD. و به گرداگرد آنهابطرف آن چهار طاقها بود و مطبخ‌ها زیر آن طاقهااز هر طرفش ساخته شده بود.و مرا گفت: «اینها مطبخ‌ها می‌باشد که خادمان خانه در آنهاذبایح قوم را طبخ می‌نمایند.» bible_en_fa All the people of the land shall give this oblation for the prince in Israel. و مرا گفت: «اینها مطبخ‌ها می‌باشد که خادما� خانه در آنهاذبایح قوم را طبخ می‌نمایند.» bible_en_fa And it shall be the prince's part to give burnt offerings, and meat offerings, and drink offerings, in the feasts, and in the new moons, and in the sabbaths, in all solemnities of the house of Israel: he shall prepare the sin offering, and the meat offering, and the burnt offering, and the peace offerings, to make reconciliation for the house of Israel. و مرا نزد دروازه خانه آورد و اینک آبهااز زیر آستانه خانه بسوی مشرق جاری بود، زیرا که روی خانه به سمت مشرق بود وآن آبها اززیر جانب راست خانه از طرف جنوب مذبح جاری بود. bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; In the first month, in the first day of the month, thou shalt take a young bullock without blemish, and cleanse the sanctuary: پس مرا از راه دروازه شمالی بیرون برده، از راه خارج به دروازه بیرونی به راهی که به سمت مشرق متوجه است گردانید و اینک آبها از جانب راست جاری بود. bible_en_fa And the priest shall take of the blood of the sin offering, and put it upon the posts of the house, and upon the four corners of the settle of the altar, and upon the posts of the gate of the inner court. و چون آن مردبسوی مشرق بیرون رفت، ریسمانکاری در دست داشت و هزار ذراع پیموده، مرا از آب عبور داد وآبها به قوزک می‌رسید. bible_en_fa And so thou shalt do the seventh day of the month for every one that erreth, and for him that is simple: so shall ye reconcile the house. پس هزار ذراع پیمود ومرا از آبها عبور داد و آب به زانو می‌رسید و بازهزار ذراع پیموده، مرا عبور داد و آب به کمرمی رسید. bible_en_fa In the first month, in the fourteenth day of the month, ye shall have the passover, a feast of seven days; unleavened bread shall be eaten. پس هزار ذراع پیمود و نهری بود که از آن نتوان عبور کرد زیرا که آب زیاده شده بود، آبی که در آن می‌شود شنا کرد نهری که از آن عبور نتوان کرد. bible_en_fa And upon that day shall the prince prepare for himself and for all the people of the land a bullock for a sin offering. و مرا گفت: «ای پسر انسان آیااین را دیدی؟» پس مرا از آنجا برده، به کنار نهربرگردانید. bible_en_fa And seven days of the feast he shall prepare a burnt offering to the LORD, seven bullocks and seven rams without blemish daily the seven days; and a kid of the goats daily for a sin offering. و چون برگشتم اینک بر کنار نهر از اینطرف و از آنطرف درختان بی‌نهایت بسیار بود. bible_en_fa And he shall prepare a meat offering of an ephah for a bullock, and an ephah for a ram, and an hin of oil for an ephah. و مراگفت: «این آبها بسوی ولایت شرقی جاری می‌شود و به عربه فرود شده، به دریا می‌رود وچون به دریا داخل می‌شود آبهایش شفا می‌یابد. bible_en_fa In the seventh month, in the fifteenth day of the month, shall he do the like in the feast of the seven days, according to the sin offering, according to the burnt offering, and according to the meat offering, and according to the oil. و واقع خواهد شد که هر ذی حیات خزنده‌ای در هر جایی که آن نهر داخل شود، زنده خواهدگشت و ماهیان از حد زیاده پیدا خواهد شد، زیراچون این آبها به آنجا می‌رسد، آن شفا خواهدیافت و هر جایی که نهر جاری می‌شود، همه‌چیززنده می‌گردد. bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; The gate of the inner court that looketh toward the east shall be shut the six working days; but on the sabbath it shall be opened, and in the day of the new moon it shall be opened. و صیادان بر کنار آن خواهندایستاد و از عین جدی تا عین عجلایم موضعی برای پهن کردن دامها خواهد بود و ماهیان آنها به حسب جنسها، مثل ماهیان دریای بزرگ از حدزیاده خواهند بود. bible_en_fa And the prince shall enter by the way of the porch of that gate without, and shall stand by the post of the gate, and the priests shall prepare his burnt offering and his peace offerings, and he shall worship at the threshold of the gate: then he shall go forth; but the gate shall not be shut until the evening. اما خلابها و تالابهایش شفانخواهد یافت بلکه به نمک تسلیم خواهد شد. bible_en_fa Likewise the people of the land shall worship at the door of this gate before the LORD in the sabbaths and in the new moons. و بر کنار نهر به اینطرف و آنطرف هر قسم درخت خوراکی خواهد رویید که برگهای آنهاپژمرده نشود و میوه های آنها لاینقطع خواهد بودو هر ماه میوه تازه خواهد آورد زیرا که آبش از مقدس جاری می‌شود و میوه آنها برای خوراک وبرگهای آنها به جهت علاج خواهد بود.» bible_en_fa And the burnt offering that the prince shall offer unto the LORD in the sabbath day shall be six lambs without blemish, and a ram without blemish. خداوند یهوه چنین می‌گوید: «این است حدودی که زمین را برای دوازده سبط اسرائیل به آنها تقسیم خواهید نمود. برای یوسف دوقسمت. bible_en_fa And the meat offering shall be an ephah for a ram, and the meat offering for the lambs as he shall be able to give, and an hin of oil to an ephah. و شما هر کس مثل دیگری آن را به تصرف خواهید آورد زیرا که من دست خود رابرافراشتم که آن را به پدران شما بدهم پس این زمین به قرعه به شما به ملکیت داده خواهد شد. bible_en_fa And in the day of the new moon it shall be a young bullock without blemish, and six lambs, and a ram: they shall be without blemish. و حدود زمین این است. بطرف شمال از دریای بزرگ بطرف حتلون تا مدخل صدد. bible_en_fa And he shall prepare a meat offering, an ephah for a bullock, and an ephah for a ram, and for the lambs according as his hand shall attain unto, and an hin of oil to an ephah. حمات وبیروته و سبرایم که در میان سرحد دمشق وسرحد حمات است و حصر وسطی که نزدسرحد حوران است. bible_en_fa And when the prince shall enter, he shall go in by the way of the porch of that gate, and he shall go forth by the way thereof. و حد از دریا حصر عینان نزد سرحد دمشق و بطرف سرحد حمات خواهدبود. و این است جانب شمالی. bible_en_fa But when the people of the land shall come before the LORD in the solemn feasts, he that entereth in by the way of the north gate to worship shall go out by the way of the south gate; and he that entereth by the way of the south gate shall go forth by the way of the north gate: he shall not return by the way of the gate whereby he came in, but shall go forth over against it. و بطرف شرقی در میان حوران و دمشق و در میان جلعاد و زمین اسرائیل اردن خواهد بود و از این حد تا دریای شرقی خواهی پیمود و این حد شرقی می‌باشد. bible_en_fa And the prince in the midst of them, when they go in, shall go in; and when they go forth, shall go forth. و طرف جنوبی به‌جانب راست از تامار تا آب مریبوت قادش و نهر (مصر) و دریای بزرگ و این طرف جنوبی به‌جانب راست خواهد بود. bible_en_fa And in the feast and in the solemnities the meat offering shall be an ephah to a bullock, and ephah to a ram, and to the lambs as he is able to give, and an hin of oil to an ephah. وطرف غربی دریای بزرگ ازحدی که مقابل مدخل حمات است خواهد بود و این‌جانب غربی باشد. bible_en_fa Now when the prince shall prepare a voluntary burnt offering or peace offerings voluntarily unto the LORD, one shall then open him the gate that looketh toward the east, and he shall prepare his burnt offering and his peace offerings, as he did on the sabbath day: then he shall go forth; and after his going forth one shall shut the gate. پس این زمین را برای خود برحسب اسباط اسرائیل تقسیم خواهید نمود. bible_en_fa Thou shalt daily prepare a burnt offering unto the LORD of a lamb of the first year without blemish: thou shalt prepare it every morning. وآن را برای خود و برای غریبانی که در میان شماماوا گزینند و در میان شما اولاد بهم رسانند به قرعه تقسیم خواهید کرد و ایشان نزد شما مثل متوطنان بنی‌اسرائیل خواهند بود و با شما درمیان اسباط اسرائیل میراث خواهند یافت.وخداوند یهوه می‌فرماید: در هر سبط که شخصی غریب در آن ساکن باشد، در همان ملک خود راخواهد یافت. bible_en_fa And thou shalt prepare a meat offering for it every morning, the sixth part of an ephah, and the third part of an hin of oil, to temper with the fine flour; a meat offering continually by a perpetual ordinance unto the LORD. وخداوند یهوه می‌فرماید: در هر سبط که شخصی غریب در آن ساکن باشد، در همان ملک خود راخواهد یافت. bible_en_fa Thus shall they prepare the lamb, and the meat offering, and the oil, every morning for a continual burnt offering. «و این است نامهای اسباط: از طرف شمال تا جانب حتلون و مدخل حمات و حصر عینان نزد سرحد شمالی دمشق تا جانب حمات حد آنها از مشرق تا مغرب. برای دان یک قسمت. bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; If the prince give a gift unto any of his sons, the inheritance thereof shall be his sons'; it shall be their possession by inheritance. و نزد حد دان از طرف مشرق تا طرف مغرب برای اشیر یک قسمت. bible_en_fa But if he give a gift of his inheritance to one of his servants, then it shall be his to the year of liberty; after it shall return to the prince: but his inheritance shall be his sons' for them. و نزد حد اشیر ازطرف مشرق تا طرف مغرب برای نفتالی یک قسمت. bible_en_fa Moreover the prince shall not take of the people's inheritance by oppression, to thrust them out of their possession; but he shall give his sons inheritance out of his own possession: that my people be not scattered every man from his possession. و نزد حد نفتالی از طرف مشرق تاطرف مغرب برای منسی یک قسمت. bible_en_fa After he brought me through the entry, which was at the side of the gate, into the holy chambers of the priests, which looked toward the north: and, behold, there was a place on the two sides westward. و نزد حدمنسی از طرف مشرق تا طرف مغرب برای افرایم یک قسمت. bible_en_fa Then said he unto me, This is the place where the priests shall boil the trespass offering and the sin offering, where they shall bake the meat offering; that they bear them not out into the utter court, to sanctify the people. و نزد حد افرایم از طرف مشرق تاطرف مغرب برای رئوبین یک قسمت. bible_en_fa Then he brought me forth into the utter court, and caused me to pass by the four corners of the court; and, behold, in every corner of the court there was a court. و نزد حدرئوبین از طرف مشرق تا طرف مغرب برای یهودایک قسمت. bible_en_fa In the four corners of the court there were courts joined of forty cubits long and thirty broad: these four corners were of one measure. و نزد حد یهودا از طرف مشرق تاطرف مغرب هدیه‌ای که می‌گذرانید خواهد بودکه عرضش بیست و پنجهزار (نی ) و طولش ازجانب مشرق تا جانب مغرب موافق یکی از این قسمت‌ها باشد و مقدس در میانش خواهد بود. bible_en_fa And there was a row of building round about in them, round about them four, and it was made with boiling places under the rows round about. و طول این هدیه‌ای که برای خداوند می‌گذرانیدبیست و پنج هزار(نی ) و عرضش ده هزار (نی )خواهد بود. bible_en_fa Then said he unto me, These are the places of them that boil, where the ministers of the house shall boil the sacrifice of the people. و این هدیه مقدس برای اینان یعنی برای کاهنان می‌باشد و طولش بطرف شمال بیست و پنجهزار و عرضش بطرف مغرب ده هزارو عرضش بطرف مشرق ده هزار و طولش بطرف جنوب بیست و پنجهزار (نی ) می‌باشد و مقدس خداوند در میانش خواهد بود. bible_en_fa Afterward he brought me again unto the door of the house; and, behold, waters issued out from under the threshold of the house eastward: for the forefront of the house stood toward the east, and the waters came down from under from the right side of the house, at the south side of the altar. و این برای کاهنان مقدس از بنی صادوق که ودیعت مرا نگاه داشته‌اند خواهد بود، زیرا ایشان هنگامی که بنی‌اسرائیل گمراه شدند و لاویان نیز ضلالت ورزیدند، گمراه نگردیدند. bible_en_fa Then brought he me out of the way of the gate northward, and led me about the way without unto the utter gate by the way that looketh eastward; and, behold, there ran out waters on the right side. لهذا این برای ایشان از هدیه زمین، هدیه قدس اقداس به پهلوی سرحد لاویان خواهد بود. bible_en_fa And when the man that had the line in his hand went forth eastward, he measured a thousand cubits, and he brought me through the waters; the waters were to the ancles. و مقابل حد کاهنان حصه‌ای که طولش بیست و پنجهزار و عرضش ده هزار (نی ) باشد برای لاویان خواهد بود، پس طول تمامش بیست و پنجهزار و عرضش ده هزار(نی ) خواهد بود. bible_en_fa Again he measured a thousand, and brought me through the waters; the waters were to the knees. Again he measured a thousand, and brought me through; the waters were to the loins. و از آن چیزی نخواهندفروخت و مبادله نخواهند نمود و نوبرهای زمین صرف دیگران نخواهد شد زیرا که برای خداوندمقدس می‌باشد. bible_en_fa Afterward he measured a thousand; and it was a river that I could not pass over: for the waters were risen, waters to swim in, a river that could not be passed over. و پنجهزار (نی ) که ازعرضش مقابل آن بیست و پنجهزار (نی ) باقی می‌ماند عام خواهد بود، به جهت شهر و مسکن هاو نواحی شهر. و شهر در وسطش خواهد بود. bible_en_fa And he said unto me, Son of man, hast thou seen this? Then he brought me, and caused me to return to the brink of the river. و پیمایشهای آن این است: بطرف شمال چهارهزار و پانصد و بطرف جنوب چهار هزار و پانصدو به طرف مشرق چهار هزار و پانصد و به طرف مغرب چهار هزار و پانصد (ذراع ). bible_en_fa Now when I had returned, behold, at the bank of the river were very many trees on the one side and on the other. و نواحی شهر بطرف شمال دویست و پنجاه و بطرف جنوب دویست و پنجاه و بطرف مشرق دویست و پنجاه و بطرف مغرب دویست و پنجاه خواهدبود. bible_en_fa Then said he unto me, These waters issue out toward the east country, and go down into the desert, and go into the sea: which being brought forth into the sea, the waters shall be healed. و آنچه از طولش مقابل هدیه مقدس باقی می‌ماند بطرف مشرق ده هزار و بطرف مغرب ده هزار (نی ) خواهد بود و این مقابل هدیه مقدس باشد و محصولش خوراک آنانی که در شهر کارمی کنند خواهد بود. bible_en_fa And it shall come to pass, that every thing that liveth, which moveth, whithersoever the rivers shall come, shall live: and there shall be a very great multitude of fish, because these waters shall come thither: for they shall be healed; and every thing shall live whither the river cometh. و کارکنان شهر از همه اسباط اسرائیل آن را کشت خواهند کرد. bible_en_fa And it shall come to pass, that the fishers shall stand upon it from En-gedi even unto En-eglaim; they shall be a place to spread forth nets; their fish shall be according to their kinds, as the fish of the great sea, exceeding many. پس تمامی هدیه بیست و پنجهزار در بیست و پنجهزار (نی ) باشد این هدیه مقدس را با ملک شهر مربع خواهید گذرانید. bible_en_fa But the miry places thereof and the marishes thereof shall not be healed; they shall be given to salt. و بقیه آن بهر دوطرف هدیه مقدس و ملک شهر از آن رئیس خواهد بود؛ و این حصه رئیس نزد حد شرقی دربرابر آن بیست و پنجهزار (نی ) هدیه و نزد حدغربی هم برابر بیست و پنجهزار (نی هدیه )خواهد بود؛ و هدیه مقدس و مقدس خانه درمیانش خواهد بود. bible_en_fa And by the river upon the bank thereof, on this side and on that side, shall grow all trees for meat, whose leaf shall not fade, neither shall the fruit thereof be consumed: it shall bring forth new fruit according to his months, because their waters they issued out of the sanctuary: and the fruit thereof shall be for meat, and the leaf thereof for medicine. و از ملک لاویان و از ملک شهر‌که در میان ملک رئیس است، حصه‌ای درمیان حد یهودا و حد بنیامین از آن رئیس خواهدبود. bible_en_fa Thus saith the Lord GOD; This shall be the border, whereby ye shall inherit the land according to the twelve tribes of Israel: Joseph shall have two portions. و اما برای بقیه اسباط از طرف مشرق تاطرف مغرب برای بنیامین یک قسمت. bible_en_fa And ye shall inherit it, one as well as another: concerning the which I lifted up mine hand to give it unto your fathers: and this land shall fall unto you for inheritance. و نزدحد بنیامین از طرف مشرق تا طرف مغرب برای شمعون یک قسمت. bible_en_fa And this shall be the border of the land toward the north side, from the great sea, the way of Hethlon, as men go to Zedad; و نزد حد شمعون ازطرف مشرق تا طرف مغرب برای یساکار یک قسمت. bible_en_fa Hamath, Berothah, Sibraim, which is between the border of Damascus and the border of Hamath; Hazar-hatticon, which is by the coast of Hauran. و نزد حد یساکار از طرف مشرق تاطرف مغرب برای زبولون یک قسمت. bible_en_fa And the border from the sea shall be Hazar-enan, the border of Damascus, and the north northward, and the border of Hamath. And this is the north side. و نزدحد زبولون از طرف مشرق تا طرف مغرب برای جاد یک قسمت. bible_en_fa And the east side ye shall measure from Hauran, and from Damascus, and from Gilead, and from the land of Israel by Jordan, from the border unto the east sea. And this is the east side. و نزد حد جاد بطرف جنوب به‌جانب راست حد (زمین ) از تامار تا آب مریبه قادش و نهر (مصر) و دریای بزرگ خواهدبود.» bible_en_fa And the south side southward, from Tamar even to the waters of strife in Kadesh, the river to the great sea. And this is the south side southward. خداوند یهوه می‌گوید: «این است زمینی که برای اسباط اسرائیل به ملکیت تقسیم خواهیدکرد و قسمت های ایشان این می‌باشد. bible_en_fa The west side also shall be the great sea from the border, till a man come over against Hamath. This is the west side. و این است مخرج های شهر بطرف شمال چهار هزار وپانصد پیمایش. bible_en_fa So shall ye divide this land unto you according to the tribes of Israel. و دروازه های شهر موافق نامهای اسباط اسرائیل باشد یعنی سه دروازه بطرف شمال. دروازه رئوبین یک و دروازه یهودایک و دروازه لاوی یک. bible_en_fa And it shall come to pass, that ye shall divide it by lot for an inheritance unto you, and to the strangers that sojourn among you, which shall beget children among you: and they shall be unto you as born in the country among the children of Israel; they shall have inheritance with you among the tribes of Israel. و بطرف مشرق چهارهزار و پانصد (نی ) و سه دروازه یعنی دروازه یوسف یک و دروازه بنیامین یک و دروازه دان یک. bible_en_fa And it shall come to pass, that in what tribe the stranger sojourneth, there shall ye give him his inheritance, saith the Lord GOD. و بطرف جنوب چهار هزار و پانصدپیمایش و سه دروازه یعنی دروازه شمعون یک ودروازه یساکار یک و دروازه زبولون یک.وبطرف مغرب چهار هزار و پانصد (نی ) و سه دروازه یعنی دروازه جاد یک و دروازه اشیر یک ودروازه نفتالی یک. bible_en_fa Now these are the names of the tribes. From the north end to the coast of the way of Hethlon, as one goeth to Hamath, Hazar-enan, the border of Damascus northward, to the coast of Hamath; for these are his sides east and west; a portion for Dan. وبطرف مغرب چهار هزار و پانصد (نی ) و سه دروازه یعنی دروازه جاد یک و دروازه اشیر یک ودروازه نفتالی یک. bible_en_fa And by the border of Dan, from the east side unto the west side, a portion for Asher. در سال سوم سلطنت یهویاقیم پادشاه یهودا، نبوکدنصر پادشاه بابل به اورشلیم آمده، آن را محاصره نمود. bible_en_fa And by the border of Asher, from the east side even unto the west side, a portion for Naphtali. و خداوند یهویاقیم پادشاه یهودا را با بعضی از ظروف خانه خدا به‌دست او تسلیم نمود و او آنها را به زمین شنعار به خانه خدای خود آورد و ظروف را به بیت‌المال خدای خویش گذاشت. bible_en_fa And by the border of Naphtali, from the east side unto the west side, a portion for Manasseh. و پادشاه اشفناز رئیس خواجه‌سرایان خویش را امر فرمود که بعضی ازبنی‌اسرائیل و از اولاد پادشاهان و از شرفا رابیاورد. bible_en_fa And by the border of Manasseh, from the east side unto the west side, a portion for Ephraim. جوانانی که هیچ عیبی نداشته باشند ونیکومنظر و در هرگونه حکمت ماهر و به علم داناو به فنون فهیم باشند که قابلیت برای ایستادن درقصر پادشاه داشته باشند و علم و زبان کلدانیان رابه ایشان تعلیم دهند. bible_en_fa And by the border of Ephraim, from the east side even unto the west side, a portion for Reuben. و پادشاه وظیفه روزینه ازطعام پادشاه و از شرابی که او می‌نوشید تعیین نمود و (امر فرمود) که ایشان را سه سال تربیت نمایند و بعد از انقضای آن مدت در حضورپادشاه حاضر شوند. bible_en_fa And by the border of Reuben, from the east side unto the west side, a portion for Judah. و در میان ایشان دانیال وحننیا و میشائیل و عزریا از بنی یهودا بودند. bible_en_fa And by the border of Judah, from the east side unto the west side, shall be the offering which ye shall offer of five and twenty thousand reeds in breadth, and in length as one of the other parts, from the east side unto the west side: and the sanctuary shall be in the midst of it. ورئیس خواجه‌سرایان نامها به ایشان نهاد، امادانیال را به بلطشصر و حننیا را به شدرک ومیشائیل را به میشک و عزریا را به عبدنغو مسمی ساخت. bible_en_fa The oblation that ye shall offer unto the LORD shall be of five and twenty thousand in length, and of ten thousand in breadth. اما دانیال در دل خود قصد نمود که خویشتن را از طعام پادشاه و از شرابی که او می‌نوشید نجس نسازد. پس از رئیس خواجه‌سرایان درخواست نمود که خویشتن را نجس نسازد. bible_en_fa And for them, even for the priests, shall be this holy oblation; toward the north five and twenty thousand in length, and toward the west ten thousand in breadth, and toward the east ten thousand in breadth, and toward the south five and twenty thousand in length: and the sanctuary of the LORD shall be in the midst thereof. وخدا دانیال را نزد رئیس خواجه‌سرایان محترم ومکرم ساخت. bible_en_fa It shall be for the priests that are sanctified of the sons of Zadok; which have kept my charge, which went not astray when the children of Israel went astray, as the Levites went astray. پس رئیس خواجه‌سرایان به دانیال گفت: «من از آقای خود پادشاه که خوراک و مشروبات شما را تعیین نموده است می‌ترسم. چرا چهره های شما را از سایر جوانانی که ابنای جنس شما می‌باشند، زشتتر بیند و همچنین سرمرا نزد پادشاه در خطر خواهید انداخت.» bible_en_fa And this oblation of the land that is offered shall be unto them a thing most holy by the border of the Levites. پس دانیال به رئیس ساقیان که رئیس خواجه‌سرایان اورا بر دانیال و حننیا و میشائیل و عزریا گماشته بودگفت: bible_en_fa And over against the border of the priests the Levites shall have five and twenty thousand in length, and ten thousand in breadth: all the length shall be five and twenty thousand, and the breadth ten thousand. «مستدعی آنکه بندگان خود را ده روزتجربه نمایی و به ما بقول برای خوردن بدهند وآب به جهت نوشیدن. bible_en_fa And they shall not sell of it, neither exchange, nor alienate the firstfruits of the land: for it is holy unto the LORD. و چهره های ما وچهره های سایر جوانانی را که طعام پادشاه رامی خورند به حضور تو ملاحظه نمایند و به نهجی که خواهی دید با بندگانت عمل نمای.» bible_en_fa And the five thousand, that are left in the breadth over against the five and twenty thousand, shall be a profane place for the city, for dwelling, and for suburbs: and the city shall be in the midst thereof. و او ایشان را در این امر اجابت نموده، ده روزایشان را تجربه کرد. bible_en_fa And these shall be the measures thereof; the north side four thousand and five hundred, and the south side four thousand and five hundred, and on the east side four thousand and five hundred, and the west side four thousand and five hundred. و بعد از انقضای ده روزمعلوم شد که چهره های ایشان از سایر جوانانی که طعام پادشاه را می‌خوردند نیکوتر و فربه تربود. bible_en_fa And the suburbs of the city shall be toward the north two hundred and fifty, and toward the south two hundred and fifty, and toward the east two hundred and fifty, and toward the west two hundred and fifty. پس رئیس ساقیان طعام ایشان و شراب راکه باید بنوشند برداشت و بقول به ایشان داد. bible_en_fa And the residue in length over against the oblation of the holy portion shall be ten thousand eastward, and ten thousand westward: and it shall be over against the oblation of the holy portion; and the increase thereof shall be for food unto them that serve the city. اما خدا به این چهار جوان معرفت و ادراک در هر گونه علم و حکمت عطا فرمود و دانیال درهمه رویاها و خوابها فهیم گردید. bible_en_fa And they that serve the city shall serve it out of all the tribes of Israel. و بعد از انقضای روزهایی که پادشاه امر فرموده بود که ایشان را بیاورند، رئیس خواجه‌سرایان ایشان رابه حضور نبوکدنصر آورد. bible_en_fa All the oblation shall be five and twenty thousand by five and twenty thousand: ye shall offer the holy oblation foursquare, with the possession of the city. و پادشاه با ایشان گفتگو کرد و از جمیع ایشان کسی مثل دانیال وحننیا و میشائیل و عزریا یافت نشد پس درحضور پادشاه ایستادند. bible_en_fa And the residue shall be for the prince, on the one side and on the other of the holy oblation, and of the possession of the city, over against the five and twenty thousand of the oblation toward the east border, and westward over against the five and twenty thousand toward the west border, over against the portions for the prince: and it shall be the holy oblation; and the sanctuary of the house shall be in the midst thereof. و در هر مسئله حکمت و فطانت که پادشاه از ایشان استفسارکرد، ایشان را از جمیع مجوسیان و جادوگرانی که در تمام مملکت او بودند ده مرتبه بهتر یافت.ودانیال بود تا سال اول کورش پادشاه. bible_en_fa Moreover from the possession of the Levites, and from the possession of the city, being in the midst of that which is the prince's, between the border of Judah and the border of Benjamin, shall be for the prince. ودانیال بود تا سال اول کورش پادشاه. bible_en_fa As for the rest of the tribes, from the east side unto the west side, Benjamin shall have a portion. و در سال دوم سلطنت نبوکدنصر، نبوکدنصر خوابی دید و روحش مضطرب شده، خواب از وی دور شد. bible_en_fa And by the border of Benjamin, from the east side unto the west side, Simeon shall have a portion. پس پادشاه امرفرمود که مجوسیان و جادوگران و فالگیران وکلدانیان را بخوانند تا خواب پادشاه را برای اوتعبیر نمایند و ایشان آمده، به حضور پادشاه ایستادند. bible_en_fa And by the border of Simeon, from the east side unto the west side, Issachar a portion. و پادشاه به ایشان گفت: «خوابی دیده‌ام وروحم برای فهمیدن خواب مضطرب است.» bible_en_fa And by the border of Issachar, from the east side unto the west side, Zebulun a portion. کلدانیان به زبان ارامی به پادشاه عرض کردند که «پادشاه تا به ابد زنده بماند! خواب را برای بندگانت بیان کن و تعبیر آن را خواهیم گفت.» bible_en_fa And by the border of Zebulun, from the east side unto the west side, Gad a portion. پادشاه در جواب کلدانیان فرمود: «فرمان ازمن صادر شد که اگر خواب و تعبیر آن را برای من بیان نکنید پاره پاره خواهید شد و خانه های شمارا مزبله خواهند ساخت. bible_en_fa And by the border of Gad, at the south side southward, the border shall be even from Tamar unto the waters of strife in Kadesh, and to the river toward the great sea. و اگر خواب وتعبیرش را بیان کنید، بخششها و انعامها و اکرام عظیمی از حضور من خواهید یافت. پس خواب و تعبیرش را به من اعلام نمایید.» bible_en_fa This is the land which ye shall divide by lot unto the tribes of Israel for inheritance, and these are their portions, saith the Lord GOD. ایشان باردیگر جواب داده، گفتند که «پادشاه بندگان خودرا از خواب اطلاع دهد و آن را تعبیر خواهیم کرد.» bible_en_fa And these are the goings out of the city on the north side, four thousand and five hundred measures. پادشاه در جواب گفت: «یقین می‌دانم که شما فرصت می‌جویید، چون می‌بینید که فرمان ازمن صادر شده است. bible_en_fa And the gates of the city shall be after the names of the tribes of Israel: three gates northward; one gate of Reuben, one gate of Judah, one gate of Levi. لیکن اگر خواب را به من اعلام ننمایید برای شما فقط یک حکم است. زیراکه سخنان دروغ و باطل را ترتیب داده‌اید که به حضور من بگویید تا وقت تبدیل شود. پس خواب را به من بگویید و خواهم دانست که آن راتعبیر توانید نمود.» bible_en_fa And at the east side four thousand and five hundred: and three gates; and one gate of Joseph, one gate of Benjamin, one gate of Dan. کلدانیان به حضور پادشاه جواب داده، گفتند، که «کسی بر روی زمین نیست که مطلب پادشاه را بیان تواند نمود، لهذا هیچ پادشاه یاحاکم یا سلطانی نیست که چنین امری را از هرمجوسی یا جادوگر یا کلدانی بپرسد. bible_en_fa And at the south side four thousand and five hundred measures: and three gates; one gate of Simeon, one gate of Issachar, one gate of Zebulun. و مطلبی که پادشاه می‌پرسد، چنان بدیع است که احدی غیراز خدایانی که مسکن ایشان با انسان نیست، نمی تواند آن را برای پادشاه بیان نماید.» bible_en_fa At the west side four thousand and five hundred, with their three gates; one gate of Gad, one gate of Asher, one gate of Naphtali. از این جهت پادشاه خشم نمود و به شدت غضبناک گردیده، امر فرمود که جمیع حکیمان بابل را هلاک کنند. bible_en_fa It was round about eighteen thousand measures: and the name of the city from that day shall be, The LORD is there. پس فرمان صادر شد و به صدد کشتن حکیمان برآمدند و دانیال و رفیقانش را می‌طلبیدند تا ایشان را به قتل رسانند. bible_en_fa In the third year of the reign of Jehoiakim king of Judah came Nebuchadnezzar king of Babylon unto Jerusalem, and besieged it. آنگاه دانیال با حکمت و عقل به اریوک رئیس جلادان پادشاه که برای کشتن حکیمان بابل بیرون می‌رفت، سخن گفت. bible_en_fa And the Lord gave Jehoiakim king of Judah into his hand, with part of the vessels of the house of God: which he carried into the land of Shinar to the house of his god; and he brought the vessels into the treasure house of his god. و اریوک سردار پادشاه راخطاب کرده، گفت: «چرا فرمان از حضور پادشاه چنین سخت است؟» آنگاه اریوک دانیال را از کیفیت امر مطلع ساخت. bible_en_fa And the king spake unto Ashpenaz the master of his eunuchs, that he should bring certain of the children of Israel, and of the king's seed, and of the princes; و دانیال داخل شده، از پادشاه درخواست نمود که مهلت به وی داده شود تا تعبیر را برای پادشاه اعلام نماید. bible_en_fa Children in whom was no blemish, but well favoured, and skilful in all wisdom, and cunning in knowledge, and understanding science, and such as had ability in them to stand in the king's palace, and whom they might teach the learning and the tongue of the Chaldeans. پس دانیال به خانه خودرفته، رفقای خویش حننیا و میشائیل و عزریا رااز این امر اطلاع داد، bible_en_fa And the king appointed them a daily provision of the king's meat, and of the wine which he drank: so nourishing them three years, that at the end thereof they might stand before the king. تا درباره این راز از خدای آسمانها رحمت بطلبند مبادا که دانیال و رفقایش با سایر حکیمان بابل هلاک شوند. bible_en_fa Now among these were of the children of Judah, Daniel, Hananiah, Mishael, and Azariah: آنگاه آن رازبه دانیال در رویای شب کشف شد. پس دانیال خدای آسمانها را متبارک خواند. bible_en_fa Unto whom the prince of the eunuchs gave names: for he gave unto Daniel the name of Belteshazzar; and to Hananiah, of Shadrach; and to Mishael, of Meshach; and to Azariah, of Abed-nego. و دانیال متکلم شده، گفت: «اسم خدا تا ابدلاباد متبارک بادزیرا که حکمت و توانایی از آن وی است. bible_en_fa But Daniel purposed in his heart that he would not defile himself with the portion of the king's meat, nor with the wine which he drank: therefore he requested of the prince of the eunuchs that he might not defile himself. و اووقتها و زمانها را تبدیل می‌کند. پادشاهان رامعزول می‌نماید و پادشاهان را نصب می‌کند. حکمت را به حکیمان می‌بخشد وفطانت پیشه گان را تعلیم می‌دهد. bible_en_fa Now God had brought Daniel into favour and tender love with the prince of the eunuchs. اوست که چیزهای عمیق و پنهان را کشف می‌نماید. به آنچه در ظلمت است عارف می‌باشد و نور نزدوی ساکن است. bible_en_fa And the prince of the eunuchs said unto Daniel, I fear my lord the king, who hath appointed your meat and your drink: for why should he see your faces worse liking than the children which are of your sort? then shall ye make me endanger my head to the king. ‌ای خدای پدران من تو راشکر می‌گویم و تسبیح می‌خوانم زیرا که حکمت و توانایی را به من عطا فرمودی و الان آنچه را که از تو درخواست کرده‌ایم به من اعلام نمودی چونکه ما را از مقصود پادشاه اطلاع دادی.» bible_en_fa Then said Daniel to Melzar, whom the prince of the eunuchs had set over Daniel, Hananiah, Mishael, and Azariah, و از این جهت دانیال نزد اریوک که پادشاه او را به جهت هلاک ساختن حکمای بابل مامورکرده بود رفت، و به وی رسیده، چنین گفت که «حکمای بابل را هلاک مساز. مرا به حضورپادشاه ببر و تعبیر را برای پادشاه بیان خواهم نمود.» bible_en_fa Prove thy servants, I beseech thee, ten days; and let them give us pulse to eat, and water to drink. آنگاه اریوک دانیال را بزودی به حضورپادشاه رسانید و وی را چنین گفت که «شخصی را از اسیران یهودا یافته‌ام که تعبیر را برای پادشاه بیان تواند نمود.» bible_en_fa Then let our countenances be looked upon before thee, and the countenance of the children that eat of the portion of the king's meat: and as thou seest, deal with thy servants. پادشاه دانیال را که به بلطشصر مسمی بود خطاب کرده، گفت: «آیا تومی توانی خوابی را که دیده‌ام و تعبیرش را برای من بیان نمایی؟» bible_en_fa So he consented to them in this matter, and proved them ten days. دانیال به حضور پادشاه جواب داد و گفت: «رازی را که پادشاه می‌طلبد، نه حکیمان و نه جادوگران و نه مجوسیان و نه منجمان می‌توانندآن را برای پادشاه حل کنند. bible_en_fa And at the end of ten days their countenances appeared fairer and fatter in flesh than all the children which did eat the portion of the king's meat. لیکن خدایی در آسمان هست که کاشف اسرارمی باشد و او نبوکدنصر پادشاه را از آنچه در ایام آخر واقع خواهد شد اعلام نموده است. خواب تو و رویای سرت که در بسترت دیده‌ای این است: bible_en_fa Thus Melzar took away the portion of their meat, and the wine that they should drink; and gave them pulse. ‌ای پادشاه فکرهای تو بر بسترت درباره آنچه بعد از این واقع خواهد شد به‌خاطرت آمد وکاشف الاسرار، تو را از آنچه واقع خواهد شدمخبر ساخته است. bible_en_fa As for these four children, God gave them knowledge and skill in all learning and wisdom: and Daniel had understanding in all visions and dreams. و اما این راز بر من ازحکمتی که من بیشتر از سایر زندگان دارم مکشوف نشده است، بلکه تا تعبیر بر پادشاه معلوم شود و فکرهای خاطر خود را بدانی. bible_en_fa Now at the end of the days that the king had said he should bring them in, then the prince of the eunuchs brought them in before Nebuchadnezzar. توای پادشاه می‌دیدی و اینک تمثال عظیمی بود واین تمثال بزرگ که درخشندگی آن بی‌نهایت ومنظر آن هولناک بود پیش روی تو برپا شد. bible_en_fa And the king communed with them; and among them all was found none like Daniel, Hananiah, Mishael, and Azariah: therefore stood they before the king. سراین تمثال از طلای خالص و سینه و بازوهایش ازنقره و شکم و رانهایش از برنج بود. bible_en_fa And in all matters of wisdom and understanding, that the king inquired of them, he found them ten times better than all the magicians and astrologers that were in all his realm. وساقهایش از آهن و پایهایش قدری از آهن وقدری از گل بود. bible_en_fa And Daniel continued even unto the first year of king Cyrus. و مشاهده می‌نمودی تاسنگی بدون دستها جدا شده، پایهای آهنین وگلین آن تمثال را زد و آنها را خرد ساخت. bible_en_fa And in the second year of the reign of Nebuchadnezzar Nebuchadnezzar dreamed dreams, wherewith his spirit was troubled, and his sleep brake from him. آنگاه آهن و گل و برنج و نقره و طلا با هم خردشد و مثل کاه خرمن تابستانی گردیده، باد آنها راچنان برد که جایی به جهت آنها یافت نشد. و آن سنگ که تمثال را زده بود کوه عظیمی گردید وتمامی جهان را پر ساخت. bible_en_fa Then the king commanded to call the magicians, and the astrologers, and the sorcerers, and the Chaldeans, for to shew the king his dreams. So they came and stood before the king. خواب همین است و تعبیرش را برای پادشاه بیان خواهیم نمود. bible_en_fa And the king said unto them, I have dreamed a dream, and my spirit was troubled to know the dream. ‌ای پادشاه، تو پادشاه پادشاهان هستی زیراخدای آسمانها سلطنت و اقتدار و قوت وحشمت به تو داده است. bible_en_fa Then spake the Chaldeans to the king in Syriack, O king, live for ever: tell thy servants the dream, and we will shew the interpretation. و در هر جایی که بنی آدم سکونت دارند حیوانات صحرا و مرغان هوا را به‌دست تو تسلیم نموده و تو را بر جمیع آنها مسلط گردانیده است. آن سر طلا تو هستی. bible_en_fa The king answered and said to the Chaldeans, The thing is gone from me: if ye will not make known unto me the dream, with the interpretation thereof, ye shall be cut in pieces, and your houses shall be made a dunghill. و بعد از تو سلطنتی دیگر پست‌تر از تو خواهدبرخاست و سلطنت سومی دیگر از برنج که برتمامی جهان سلطنت خواهد نمود. bible_en_fa But if ye shew the dream, and the interpretation thereof, ye shall receive of me gifts and rewards and great honour: therefore shew me the dream, and the interpretation thereof. و سلطنت چهارم مثل آهن قوی خواهد بود زیرا آهن همه‌چیز را خرد و نرم می‌سازد. پس چنانکه آهن همه‌چیز را نرم می‌کند، همچنان آن نیز خرد و نرم خواهد ساخت. bible_en_fa They answered again and said, Let the king tell his servants the dream, and we will shew the interpretation of it. و چنانکه پایها و انگشتها رادیدی که قدری از گل کوزه‌گر و قدری از آهن بود، همچنان این سلطنت منقسم خواهد شد وقدری از قوت آهن در آن خواهد ماند موافق آنچه دیدی که آهن با گل سفالین آمیخته شده بود. bible_en_fa The king answered and said, I know of certainty that ye would gain the time, because ye see the thing is gone from me. و اما انگشتهای پایهایش قدری از آهن وقدری از گل بود، همچنان این سلطنت قدری قوی و قدری زودشکن خواهد بود. bible_en_fa But if ye will not make known unto me the dream, there is but one decree for you: for ye have prepared lying and corrupt words to speak before me, till the time be changed: therefore tell me the dream, and I shall know that ye can shew me the interpretation thereof. و چنانکه دیدی که آهن با گل سفالین آمیخته شده بود، همچنین اینها خویشتن را با ذریت انسان آمیخته خواهند کرد. اما به نحوی که آهن با گل ممزوج نمی شود، همچنین اینها با یکدیگر ملصق نخواهند شد. bible_en_fa The Chaldeans answered before the king, and said, There is not a man upon the earth that can shew the king's matter: therefore there is no king, lord, nor ruler, that asked such things at any magician, or astrologer, or Chaldean. و در ایام این پادشاهان خدای آسمانها سلطنتی را که تا ابدالاباد زایل نشود، برپاخواهد نمود و این سلطنت به قومی دیگر منتقل نخواهد شد، بلکه تمامی آن سلطنتها را خردکرده، مغلوب خواهد ساخت و خودش تا ابدالاباد استوار خواهد ماند. bible_en_fa And it is a rare thing that the king requireth, and there is none other that can shew it before the king, except the gods, whose dwelling is not with flesh. و چنانکه سنگ را دیدی که بدون دستها از کوه جدا شده، آهن وبرنج و گل و نقره و طلا را خرد کرد، همچنین خدای عظیم پادشاه را از آنچه بعد از این واقع می‌شود مخبر ساخته است. پس خواب صحیح وتعبیرش یقین است.» bible_en_fa For this cause the king was angry and very furious, and commanded to destroy all the wise men of Babylon. آنگاه نبوکدنصر پادشاه به روی خوددرافتاده، دانیال را سجده نمود و امر فرمود که هدایا و عطریات برای او بگذرانند. bible_en_fa And the decree went forth that the wise men should be slain; and they sought Daniel and his fellows to be slain. و پادشاه دانیال را خطاب کرده، گفت: «به درستی که خدای شما خدای خدایان و خداوند پادشاهان و کاشف اسرار است، چونکه تو قادر بر کشف این رازشده‌ای.» bible_en_fa Then Daniel answered with counsel and wisdom to Arioch the captain of the king's guard, which was gone forth to slay the wise men of Babylon: پس پادشاه دانیال را معظم ساخت وهدایای بسیار و عظیم به او داد و او را بر تمامی ولایت بابل حکومت داد و رئیس روسا بر جمیع حکمای بابل ساخت.و دانیال از پادشاه درخواست نمود تا شدرک و میشک و عبدنغو رابر کارهای ولایت بابل نصب کرد و اما دانیال دردروازه پادشاه می‌بود. bible_en_fa He answered and said to Arioch the king's captain, Why is the decree so hasty from the king? Then Arioch made the thing known to Daniel. و دانیال از پادشاه درخواست نمود تا شدرک و میشک و عبدنغو رابر کارهای ولایت بابل نصب کرد و اما دانیال دردروازه پادشاه می‌بود. bible_en_fa Then Daniel went in, and desired of the king that he would give him time, and that he would shew the king the interpretation. نبوکدنصر پادشاه تمثالی از طلا که ارتفاعش شصت ذراع و عرضش شش ذراع بود ساخت و آن را در همواری دورا درولایت بابل نصب کرد. bible_en_fa Then Daniel went to his house, and made the thing known to Hananiah, Mishael, and Azariah, his companions: و نبوکدنصر پادشاه فرستاد که امرا و روسا و والیان و داوران وخزانه‌داران و مشیران و وکیلان و جمیع سروران ولایتها را جمع کنند تا به جهت تبرک تمثالی که نبوکدنصر پادشاه نصب نموده بود بیایند. bible_en_fa That they would desire mercies of the God of heaven concerning this secret; that Daniel and his fellows should not perish with the rest of the wise men of Babylon. پس امرا و روسا و والیان و داوران و خزانه‌داران ومشیران و وکیلان و جمیع سروران ولایتها به جهت تبرک تمثالی که نبوکدنصر پادشاه نصب نموده بود جمع شده، پیش تمثالی که نبوکدنصرنصب کرده بود ایستادند. bible_en_fa Then was the secret revealed unto Daniel in a night vision. Then Daniel blessed the God of heaven. و منادی به آواز بلندندا کرده، می‌گفت: «ای قومها و امت‌ها و زبانهابرای شما حکم است؛ bible_en_fa Daniel answered and said, Blessed be the name of God for ever and ever: for wisdom and might are his: که چون آواز کرنا و سرناو عود و بربط و سنتور و کمانچه و هر قسم آلات موسیقی را بشنوید، آنگاه به رو افتاده، تمثال طلارا که نبوکدنصر پادشاه نصب کرده است سجده نمایید. bible_en_fa And he changeth the times and the seasons: he removeth kings, and setteth up kings: he giveth wisdom unto the wise, and knowledge to them that know understanding: و هر‌که به رو نیفتد و سجده ننماید درهمان ساعت در میان تون آتش ملتهب افکنده خواهد شد.» bible_en_fa He revealeth the deep and secret things: he knoweth what is in the darkness, and the light dwelleth with him. لهذا چون همه قومها آواز کرنا و سرنا و عودو بربط و سنتور و هر قسم آلات موسیقی راشنیدند، همه قومها و امت‌ها و زبانها به رو افتاده، تمثال طلا را که نبوکدنصر پادشاه نصب کرده بودسجده نمودند. bible_en_fa I thank thee, and praise thee, O thou God of my fathers, who hast given me wisdom and might, and hast made known unto me now what we desired of thee: for thou hast now made known unto us the king's matter. اما در آنوقت بعضی کلدانیان نزدیک آمده، بر یهودیان شکایت آوردند، bible_en_fa Therefore Daniel went in unto Arioch, whom the king had ordained to destroy the wise men of Babylon: he went and said thus unto him; Destroy not the wise men of Babylon: bring me in before the king, and I will shew unto the king the interpretation. و به نبوکدنصر پادشاه عرض کرده، گفتند: «ای پادشاه تا به ابد زنده باش! bible_en_fa Then Arioch brought in Daniel before the king in haste and said thus unto him, I have found a man of the captives of Judah, that will make known unto the king the interpretation. تو‌ای پادشاه فرمانی صادرنمودی که هر‌که آواز کرنا و سرنا و عود و بربط وسنتور و کمانچه و هر قسم آلات موسیقی رابشنود به رو افتاده، تمثال طلا را سجده نماید. bible_en_fa The king answered and said to Daniel, whose name was Belteshazzar, Art thou able to make known unto me the dream which I have seen, and the interpretation thereof? و هر‌که به رو نیفتد و سجده ننماید در میان تون آتش ملتهب افکنده شود. bible_en_fa Daniel answered in the presence of the king, and said, The secret which the king hath demanded cannot the wise men, the astrologers, the magicians, the soothsayers, shew unto the king; پس چند نفر یهودکه ایشان را بر کارهای ولایت بابل گماشته‌ای هستند، یعنی شدرک و میشک و عبدنغو. این اشخاص‌ای پادشاه، تو را احترام نمی نمایند وخدایان تو را عبادت نمی کنند و تمثال طلا را که نصب نموده‌ای سجده نمی نمایند.» bible_en_fa But there is a God in heaven that revealeth secrets, and maketh known to the king Nebuchadnezzar what shall be in the latter days. Thy dream, and the visions of thy head upon thy bed, are these; آنگاه نبوکدنصر با خشم و غضب فرمود تاشدرک و میشک و عبدنغو را حاضر کنند. پس این اشخاص را در حضور پادشاه آوردند. bible_en_fa As for thee, O king, thy thoughts came into thy mind upon thy bed, what should come to pass hereafter: and he that revealeth secrets maketh known to thee what shall come to pass. پس نبوکدنصر ایشان را خطاب کرده، گفت: «ای شدرک و میشک و عبدنغو! آیا شما عمد خدایان مرا نمی پرستید وتمثال طلا را که نصب نموده‌ام سجده نمی کنید؟ bible_en_fa But as for me, this secret is not revealed to me for any wisdom that I have more than any living, but for their sakes that shall make known the interpretation to the king, and that thou mightest know the thoughts of thy heart. الان اگر مستعد بشوید که چون آواز کرنا و سرنا و عود و بربط و سنتور وکمانچه و هر قسم آلات موسیقی را بشنوید به روافتاده، تمثالی را که ساخته‌ام سجده نمایید، (فبها) و اما اگر سجده ننمایید، در همان ساعت در میان تون آتش ملتهب انداخته خواهید شد وکدام خدایی است که شما را از دست من رهایی دهد.» bible_en_fa Thou, O king, sawest, and behold a great image. This great image, whose brightness was excellent, stood before thee; and the form thereof was terrible. شدرک و میشک و عبدنغو در جواب پادشاه گفتند: «ای نبوکدنصر! درباره این امر ما راباکی نیست که تو را جواب دهیم. bible_en_fa This image's head was of fine gold, his breast and his arms of silver, his belly and his thighs of brass, اگر چنین است، خدای ما که او را می‌پرستیم قادر است که ما را از تون آتش ملتهب برهاند و او ما را از دست تو‌ای پادشاه خواهد رهانید. bible_en_fa His legs of iron, his feet part of iron and part of clay. و اگر نه، ای پادشاه تو را معلوم باد که خدایان تو را عبادت نخواهیم کرد و تمثال طلا را که نصب نموده‌ای سجده نخواهیم نمود.» bible_en_fa Thou sawest till that a stone was cut out without hands, which smote the image upon his feet that were of iron and clay, and brake them to pieces. آنگاه نبوکدنصر از خشم مملو گردید وهیئت چهره‌اش بر شدرک و میشک و عبدنغومتغیر گشت و متکلم شده، فرمود تا تون را هفت چندان زیاده تر از عادتش بتابند. bible_en_fa Then was the iron, the clay, the brass, the silver, and the gold, broken to pieces together, and became like the chaff of the summer threshingfloors; and the wind carried them away, that no place was found for them: and the stone that smote the image became a great mountain, and filled the whole earth. و به قویترین شجاعان لشکر خود فرمود که شدرک و میشک وعبدنغو را ببندند و در تون آتش ملتهب بیندازند. bible_en_fa This is the dream; and we will tell the interpretation thereof before the king. پس این اشخاص را در رداها و جبه‌ها وعمامه‌ها و سایر لباسهای ایشان بستند و در میان تون آتش ملتهب افکندند. bible_en_fa Thou, O king, art a king of kings: for the God of heaven hath given thee a kingdom, power, and strength, and glory. و چونکه فرمان پادشاه سخت بود و تون بی‌نهایت تابیده شده، شعله آتش آن کسان را که شدرک و میشک وعبدنغو را برداشته بودند کشت. bible_en_fa And wheresoever the children of men dwell, the beasts of the field and the fowls of the heaven hath he given into thine hand, and hath made thee ruler over them all. Thou art this head of gold. و این سه مردیعنی شدرک و میشک و عبدنغو در میان تون آتش ملتهب بسته افتادند. bible_en_fa And after thee shall arise another kingdom inferior to thee, and another third kingdom of brass, which shall bear rule over all the earth. آنگاه نبوکدنصر پادشاه در حیرت افتاد وبزودی هر‌چه تمامتر برخاست و مشیران خود راخطاب کرده، گفت: «آیا سه شخص نبستیم و درمیان آتش نینداختیم؟» ایشان در جواب پادشاه عرض کردند که «صحیح است‌ای پادشاه!» bible_en_fa And the fourth kingdom shall be strong as iron: forasmuch as iron breaketh in pieces and subdueth all things: and as iron that breaketh all these, shall it break in pieces and bruise. اودر جواب گفت: «اینک من چهار مرد می‌بینم که گشاده در میان آتش می‌خرامند و ضرری به ایشان نرسیده است و منظر چهارمین شبیه پسرخدا است.» bible_en_fa And whereas thou sawest the feet and toes, part of potters' clay, and part of iron, the kingdom shall be divided; but there shall be in it of the strength of the iron, forasmuch as thou sawest the iron mixed with miry clay. پس نبوکدنصر به دهنه تون آتش ملتهب نزدیک آمد و خطاب کرده، گفت: «ای شدرک و میشک و عبدنغو! ای بندگان خدای تعالی بیرون شوید و بیایید.» پس شدرک و میشک و عبدنغو از میان آتش بیرون آمدند. bible_en_fa And as the toes of the feet were part of iron, and part of clay, so the kingdom shall be partly strong, and partly broken. و امرا وروسا و والیان و مشیران پادشاه جمع شده، آن مردان را دیدند که آتش به بدنهای ایشان اثری نکرده و مویی از سر ایشان نسوخته و رنگ ردای ایشان تبدیل نشده، بلکه بوی آتش به ایشان نرسیده است. bible_en_fa And whereas thou sawest iron mixed with miry clay, they shall mingle themselves with the seed of men: but they shall not cleave one to another, even as iron is not mixed with clay. آنگاه نبوکدنصر متکلم شده، گفت: «متبارک باد خدای شدرک و میشک و عبدنغو که فرشته خود را فرستاد و بندگان خویش را که بر اوتوکل داشتند و به فرمان پادشاه مخالفت ورزیدندو بدنهای خود را تسلیم نمودند تا خدای دیگری سوای خدای خویش را عبادت و سجده ننمایند، رهایی داده است. bible_en_fa And in the days of these kings shall the God of heaven set up a kingdom, which shall never be destroyed: and the kingdom shall not be left to other people, but it shall break in pieces and consume all these kingdoms, and it shall stand for ever. بنابراین فرمانی از من صادرشد که هر قوم و امت و زبان که حرف ناشایسته‌ای به ضد خدای شدرک و میشک و عبدنغو بگویند، پاره پاره شوند و خانه های ایشان به مزبله مبدل گردد، زیرا خدایی دیگر نیست که بدین منوال رهایی تواند داد.»آنگاه پادشاه (منصب ) شدرک و میشک و عبدنغو را در ولایت بابل برتری داد. bible_en_fa Forasmuch as thou sawest that the stone was cut out of the mountain without hands, and that it brake in pieces the iron, the brass, the clay, the silver, and the gold; the great God hath made known to the king what shall come to pass hereafter: and the dream is certain, and the interpretation thereof sure. آنگاه پادشاه (منصب ) شدرک و میشک و عبدنغو را در ولایت بابل برتری داد. bible_en_fa Then the king Nebuchadnezzar fell upon his face, and worshipped Daniel, and commanded that they should offer an oblation and sweet odours unto him. از نبوکدنصر پادشاه، به تمامی قومها و امت‌ها و زبانها که بر تمامی زمین ساکنندسلامتی شما افزون باد! bible_en_fa The king answered unto Daniel, and said, Of a truth it is, that your God is a God of gods, and a Lord of kings, and a revealer of secrets, seeing thou couldest reveal this secret. من مصلحت دانستم که آیات و عجایبی را که خدای تعالی به من نموده است بیان نمایم. bible_en_fa Then the king made Daniel a great man, and gave him many great gifts, and made him ruler over the whole province of Babylon, and chief of the governors over all the wise men of Babylon. آیات او چه قدر بزرگ وعجایب او چه قدر عظیم است. ملکوت اوملکوت جاودانی است و سلطنت او تا ابدالاباد. bible_en_fa Then Daniel requested of the king, and he set Shadrach, Meshach, and Abed-nego, over the affairs of the province of Babylon: but Daniel sat in the gate of the king. من که نبوکدنصر هستم در خانه خود مطمئن ودر قصر خویش خرم می‌بودم. bible_en_fa Nebuchadnezzar the king made an image of gold, whose height was threescore cubits, and the breadth thereof six cubits: he set it up in the plain of Dura, in the province of Babylon. خوابی دیدم که مرا ترسانید و فکرهایم در بسترم و رویاهای سرم مرا مضطرب ساخت. bible_en_fa Then Nebuchadnezzar the king sent to gather together the princes, the governors, and the captains, the judges, the treasurers, the counsellers, the sheriffs, and all the rulers of the provinces, to come to the dedication of the image which Nebuchadnezzar the king had set up. پس فرمانی از من صادرگردید که جمیع حکیمان بابل را به حضورم بیاورند تا تعبیر خواب را برای من بیان نمایند. bible_en_fa Then the princes, the governors, and captains, the judges, the treasurers, the counsellers, the sheriffs, and all the rulers of the provinces, were gathered together unto the dedication of the image that Nebuchadnezzar the king had set up; and they stood before the image that Nebuchadnezzar had set up. آنگاه مجوسیان و جادوگران و کلدانیان ومنجمان حاضر شدند و من خواب را برای ایشان بازگفتم لیکن تعبیرش را برای من بیان نتوانستندنمود. bible_en_fa Then an herald cried aloud, To you it is commanded, O people, nations, and languages, بالاخره دانیال که موافق اسم خدای من به بلطشصر مسمی است و روح خدایان قدوس دراو می‌باشد، درآمد و خواب را به او باز‌گفتم. bible_en_fa That at what time ye hear the sound of the cornet, flute, harp, sackbut, psaltery, dulcimer, and all kinds of musick, ye fall down and worship the golden image that Nebuchadnezzar the king hath set up: که «ای بلطشصر، رئیس مجوسیان، چون می‌دانم که روح خدایان قدوس در تو می‌باشد و هیچ سری برای تو مشکل نیست، پس خوابی که دیده‌ام وتعبیرش را به من بگو. bible_en_fa And whoso falleth not down and worshippeth shall the same hour be cast into the midst of a burning fiery furnace. رویاهای سرم در بسترم این بود که نظرکردم و اینک درختی در وسط زمین که ارتفاعش عظیم بود. bible_en_fa Therefore at that time, when all the people heard the sound of the cornet, flute, harp, sackbut, psaltery, and all kinds of musick, all the people, the nations, and the languages, fell down and worshipped the golden image that Nebuchadnezzar the king had set up. این درخت بزرگ و قوی گردید وبلندیش تا به آسمان رسید و منظرش تا اقصای تمامی زمین بود. bible_en_fa Wherefore at that time certain Chaldeans came near, and accused the Jews. برگهایش جمیل و میوه‌اش بسیار و آذوقه برای همه در آن بود. حیوانات صحرا در زیر آن سایه گرفتند و مرغان هوا برشاخه هایش ماوا گزیدند و تمامی بشر از آن پرورش یافتند. bible_en_fa They spake and said to the king Nebuchadnezzar, O king, live for ever. در رویاهای سرم در بسترم نظر کردم و اینک پاسبانی و مقدسی از آسمان نازل شد، bible_en_fa Thou, O king, hast made a decree, that every man that shall hear the sound of the cornet, flute, harp, sackbut, psaltery, and dulcimer, and all kinds of musick, shall fall down and worship the golden image: که به آواز بلند ندا درداد و چنین گفت: درخت را ببرید و شاخه هایش را قطع نمایید و برگهایش را بیفشانید و میوه هایش راپراکنده سازید تا حیوانات از زیرش و مرغان ازشاخه هایش آواره گردند. bible_en_fa And whoso falleth not down and worshippeth, that he should be cast into the midst of a burning fiery furnace. لیکن کنده ریشه هایش را با بند آهن و برنج در زمین در میان سبزه های صحرا واگذارید و از شبنم آسمان ترشود و نصیب او از علف زمین با حیوانات باشد. bible_en_fa There are certain Jews whom thou hast set over the affairs of the province of Babylon, Shadrach, Meshach, and Abed-nego; these men, O king, have not regarded thee: they serve not thy gods, nor worship the golden image which thou hast set up. دل او از انسانیت تبدیل شود و دل حیوان را به او بدهند و هفت زمان براو بگذرد. bible_en_fa Then Nebuchadnezzar in his rage and fury commanded to bring Shadrach, Meshach, and Abed-nego. Then they brought these men before the king. این امر ازفرمان پاسبانان شده و این حکم از کلام مقدسین گردیده است تا زندگان بدانند که حضرت متعال بر ممالک آدمیان حکمرانی می‌کند و آن را بهرکه می‌خواهد می‌دهد و پست‌ترین مردمان را بر آن نصب می‌نماید. bible_en_fa Nebuchadnezzar spake and said unto them, Is it true, O Shadrach, Meshach, and Abed-nego, do not ye serve my gods, nor worship the golden image which I have set up? این خواب را من که نبوکدنصرپادشاه هستم دیدم و تو‌ای بلطشصر تعبیرش رابیان کن زیرا که تمامی حکیمان مملکتم نتوانستندمرا از تعبیرش اطلاع دهند، اما تو می‌توانی چونکه روح خدایان قدوس در تو می‌باشد.» bible_en_fa Now if ye be ready that at what time ye hear the sound of the cornet, flute, harp, sackbut, psaltery, and dulcimer, and all kinds of musick, ye fall down and worship the image which I have made; well: but if ye worship not, ye shall be cast the same hour into the midst of a burning fiery furnace; and who is that God that shall deliver you out of my hands? آنگاه دانیال که به بلطشصر مسمی می‌باشد، ساعتی متحیر ماند و فکرهایش او رامضطرب ساخت. پس پادشاه متکلم شده، گفت: «ای بلطشصر خواب و تعبیرش تو را مضطرب نسازد.» بلطشصر در جواب گفت: «ای آقای من! خواب از برای دشمنانت و تعبیرش از برای خصمانت باشد. bible_en_fa Shadrach, Meshach, and Abed-nego, answered and said to the king, O Nebuchadnezzar, we are not careful to answer thee in this matter. درختی که دیدی که بزرگ وقوی گردید و ارتفاعش تا به آسمان رسید ومنظرش به تمامی زمین bible_en_fa If it be so, our God whom we serve is able to deliver us from the burning fiery furnace, and he will deliver us out of thine hand, O king. و برگهایش جمیل و میوه‌اش بسیار و آذوقه برای همه در آن بود وحیوانات صحرا زیرش ساکن بودند و مرغان هوادر شاخه هایش ماوا گزیدند، bible_en_fa But if not, be it known unto thee, O king, that we will not serve thy gods, nor worship the golden image which thou hast set up. ‌ای پادشاه آن درخت تو هستی زیرا که تو بزرگ و قوی گردیده‌ای و عظمت تو چنان افزوده شده است که به آسمان رسیده و سلطنت تو تا به اقصای زمین. bible_en_fa Then was Nebuchadnezzar full of fury, and the form of his visage was changed against Shadrach, Meshach, and Abed-nego: therefore he spake, and commanded that they should heat the furnace one seven times more than it was wont to be heated. و چونکه پادشاه پاسبانی و مقدسی را دید که ازآسمان نزول نموده، گفت: درخت را ببرید و آن راتلف سازید، لیکن کنده ریشه هایش را با بند آهن و برنج در زمین در میان سبزه های صحراواگذارید و از شبنم آسمان تر شود و نصیبش باحیوانات صحرا باشد تا هفت زمان بر آن بگذرد، bible_en_fa And he commanded the most mighty men that were in his army to bind Shadrach, Meshach, and Abed-nego, and to cast them into the burning fiery furnace. ‌ای پادشاه تعبیر این است و فرمان حضرت متعال که بر آقایم پادشاه وارد شده است همین است، bible_en_fa Then these men were bound in their coats, their hosen, and their hats, and their other garments, and were cast into the midst of the burning fiery furnace. که تو را از میان مردمان خواهند راند ومسکن تو با حیوانات صحرا خواهد بود و تو رامثل گاوان علف خواهند خورانید و تو را از شبنم آسمان تر خواهند ساخت و هفت زمان بر توخواهد گذشت تا بدانی که حضرت متعال برممالک آدمیان حکمرانی می‌کند و آن را بهر‌که می‌خواهد عطا می‌فرماید. bible_en_fa Therefore because the king's commandment was urgent, and the furnace exceeding hot, the flame of the fire slew those men that took up Shadrach, Meshach, and Abed-nego. و چون گفتند که کنده ریشه های درخت را واگذارید، پس سلطنت تو برایت برقرار خواهد ماند بعد از آنکه دانسته باشی که آسمانها حکمرانی می‌کنند. bible_en_fa And these three men, Shadrach, Meshach, and Abed-nego, fell down bound into the midst of the burning fiery furnace. لهذا‌ای پادشاه نصیحت من تو را پسند آید و گناهان خودرا به عدالت و خطایای خویش را به احسان نمودن بر فقیران فدیه بده که شاید باعث طول اطمینان تو باشد.» bible_en_fa Then Nebuchadnezzar the king was astonied, and rose up in haste, and spake, and said unto his counsellers, Did not we cast three men bound into the midst of the fire? They answered and said unto the king, True, O king. این همه بر نبوکدنصرپادشاه واقع شد. bible_en_fa He answered and said, Lo, I see four men loose, walking in the midst of the fire, and they have no hurt; and the form of the fourth is like the Son of God. بعد از انقضای دوازده ماه او بالای قصرخسروی در بابل می‌خرامید. bible_en_fa Then Nebuchadnezzar came near to the mouth of the burning fiery furnace, and spake, and said, Shadrach, Meshach, and Abed-nego, ye servants of the most high God, come forth, and come hither. Then Shadrach, Meshach, and Abed-nego, came forth of the midst of the fire. و پادشاه متکلم شده، گفت: «آیا این بابل عظیم نیست که من آن را برای خانه سلطنت به توانایی قوت و حشمت جلال خود بنا نموده‌ام؟» bible_en_fa And the princes, governors, and captains, and the king's counsellers, being gathered together, saw these men, upon whose bodies the fire had no power, nor was an hair of their head singed, neither were their coats changed, nor the smell of fire had passed on them. این سخن هنوز برزبان پادشاه بود که آوازی از آسمان نازل شده، گفت: «ای پادشاه نبوکدنصر به تو گفته می‌شود که سلطنت از تو گذشته است. bible_en_fa Then Nebuchadnezzar spake, and said, Blessed be the God of Shadrach, Meshach, and Abed-nego, who hath sent his angel, and delivered his servants that trusted in him, and have changed the king's word, and yielded their bodies, that they might not serve nor worship any god, except their own God. و تو را از میان مردم خواهند راند و مسکن تو با حیوانات صحراخواهد بود و تو را مثل گاوان علف خواهندخورانید و هفت زمان بر تو خواهد گذشت تابدانی که حضرت متعال بر ممالک آدمیان حکمرانی می‌کند و آن را بهر‌که می‌خواهدمی دهد.» bible_en_fa Therefore I make a decree, That every people, nation, and language, which speak any thing amiss against the God of Shadrach, Meshach, and Abed-nego, shall be cut in pieces, and their houses shall be made a dunghill: because there is no other God that can deliver after this sort. در همان ساعت این امر بر نبوکدنصر واقع شد و از میان مردمان رانده شده، مثل گاوان علف می‌خورد و بدنش از شبنم آسمان تر می‌شد تامویهایش مثل پرهای عقاب بلند شد وناخنهایش مثل چنگالهای مرغان گردید. bible_en_fa Then the king promoted Shadrach, Meshach, and Abed-nego, in the province of Babylon. و بعد از انقضای آن ایام من که نبوکدنصرهستم، چشمان خود را بسوی آسمان برافراشتم و عقل من به من برگشت و حضرت متعال رامتبارک خواندم و حی سرمدی را تسبیح و حمدگفتم زیرا که سلطنت او سلطنت جاودانی وملکوت او تا ابدالاباد است. bible_en_fa Nebuchadnezzar the king, unto all people, nations, and languages, that dwell in all the earth; Peace be multiplied unto you. و جمیع ساکنان جهان هیچ شمرده می‌شوند و با جنود آسمان وسکنه جهان بر وفق اراده خود عمل می‌نماید وکسی نیست که دست او را باز‌دارد یا او را بگویدکه چه می‌کنی. bible_en_fa I thought it good to shew the signs and wonders that the high God hath wrought toward me. در همان زمان عقل من به من برگشت و به جهت جلال سلطنت من حشمت وزینتم به من باز داده شد و مشیرانم و امرایم مراطلبیدند و بر سلطنت خود استوار گردیدم وعظمت عظیمی بر من افزوده شد.الان من که نبوکدنصر هستم پادشاه آسمانها را تسبیح وتکبیر و حمد می‌گویم که تمام کارهای او حق و طریق های وی عدل است و کسانی که با تکبر راه می‌روند، او قادر است که ایشان را پست نماید. bible_en_fa How great are his signs! and how mighty are his wonders! his kingdom is an everlasting kingdom, and his dominion is from generation to generation. الان من که نبوکدنصر هستم پادشاه آسمانها را تسبیح وتکبیر و حمد می‌گویم که تمام کارهای او حق و طریق های وی عدل است و کسانی که با تکبر راه می‌روند، او قادر است که ایشان را پست نماید. bible_en_fa I Nebuchadnezzar was at rest in mine house, and flourishing in my palace: بلشصر پادشاه ضیافت عظیمی برای هزارنفر از امرای خود برپا داشت و در حضورآن هزار نفر شراب نوشید. bible_en_fa I saw a dream which made me afraid, and the thoughts upon my bed and the visions of my head troubled me. بلشصر در کیف شراب امر فرمود که ظروف طلا و نقره را که جدش نبوکدنصر از هیکل اورشلیم برده بودبیاورند تا پادشاه و امرایش و زوجه‌ها ومتعه هایش از آنها بنوشند. bible_en_fa Therefore made I a decree to bring in all the wise men of Babylon before me, that they might make known unto me the interpretation of the dream. آنگاه ظروف طلا راکه از هیکل خانه خدا که در اورشلیم است گرفته شده بود آوردند و پادشاه و امرایش و زوجه‌ها ومتعه هایش از آنها نوشیدند. bible_en_fa Then came in the magicians, the astrologers, the Chaldeans, and the soothsayers: and I told the dream before them; but they did not make known unto me the interpretation thereof. شراب می‌نوشیدندو خدایان طلا و نقره و برنج و آهن و چوب وسنگ را تسبیح می‌خواندند. bible_en_fa But at the last Daniel came in before me, whose name was Belteshazzar, according to the name of my god, and in whom is the spirit of the holy gods: and before him I told the dream, saying, در همان ساعت انگشتهای دست انسانی بیرون آمد و در برابر شمعدان بر گچ دیوار قصرپادشاه نوشت و پادشاه کف دست را که می‌نوشت دید. bible_en_fa O Belteshazzar, master of the magicians, because I know that the spirit of the holy gods is in thee, and no secret troubleth thee, tell me the visions of my dream that I have seen, and the interpretation thereof. آنگاه هیئت پادشاه متغیر شد و فکرهایش او را مضطرب ساخت و بندهای کمرش سست شده، زانوهایش بهم می‌خورد. bible_en_fa Thus were the visions of mine head in my bed; I saw, and behold a tree in the midst of the earth, and the height thereof was great. پادشاه به آوازبلند صدا زد که جادوگران و کلدانیان و منجمان رااحضار نمایند. پس پادشاه حکیمان بابل راخطاب کرده، گفت: «هر‌که این نوشته را بخواند وتفسیرش را برای من بیان نماید به ارغوان ملبس خواهد شد و طوق زرین بر گردنش (نهاده خواهدشد) و حاکم سوم در مملکت خواهد بود.» bible_en_fa The tree grew, and was strong, and the height thereof reached unto heaven, and the sight thereof to the end of all the earth: آنگاه جمیع حکمای پادشاه داخل شدند امانتوانستند نوشته را بخوانند یا تفسیرش را برای پادشاه بیان نمایند. bible_en_fa The leaves thereof were fair, and the fruit thereof much, and in it was meat for all: the beasts of the field had shadow under it, and the fowls of the heaven dwelt in the boughs thereof, and all flesh was fed of it. پس بلشصر پادشاه، بسیارمضطرب شد و هیئتش در او متغیر گردید و امرایش مضطرب شدند. bible_en_fa I saw in the visions of my head upon my bed, and, behold, a watcher and an holy one came down from heaven; اما ملکه به‌سبب سخنان پادشاه و امرایش به مهمانخانه درآمد وملکه متکلم شده، گفت: «ای پادشاه تا به ابد زنده باش! فکرهایت تو را مضطرب نسازد و هیئت تومتغیر نشود. bible_en_fa He cried aloud, and said thus, Hew down the tree, and cut off his branches, shake off his leaves, and scatter his fruit: let the beasts get away from under it, and the fowls from his branches: شخصی در مملکت تو هست که روح خدایان قدوس دارد و در ایام پدرت روشنایی و فطانت و حکمت مثل حکمت خدایان دراو پیدا شد و پدرت نبوکدنصر پادشاه یعنی پدر تو‌ای پادشاه او را رئیس مجوسیان وجادوگران و کلدانیان و منجمان ساخت. bible_en_fa Nevertheless leave the stump of his roots in the earth, even with a band of iron and brass, in the tender grass of the field; and let it be wet with the dew of heaven, and let his portion be with the beasts in the grass of the earth: چونکه روح فاضل و معرفت و فطانت و تعبیرخوابها و حل معماها و گشودن عقده‌ها در این دانیال که پادشاه او را به بلطشصر مسمی نمودیافت شد. پس حال دانیال طلبیده شود و تفسیر رابیان خواهد نمود.» bible_en_fa Let his heart be changed from man's, and let a beast's heart be given unto him; and let seven times pass over him. آنگاه دانیال را به حضور پادشاه آوردند وپادشاه دانیال را خطاب کرده، فرمود: «آیا توهمان دانیال از اسیران یهود هستی که پدرم پادشاه از یهودا آورد؟ bible_en_fa This matter is by the decree of the watchers, and the demand by the word of the holy ones: to the intent that the living may know that the most High ruleth in the kingdom of men, and giveth it to whomsoever he will, and setteth up over it the basest of men. و درباره تو شنیده‌ام که روح خدایان در تو است و روشنایی و فطانت وحکمت فاضل در تو پیدا شده است. bible_en_fa This dream I king Nebuchadnezzar have seen. Now thou, O Belteshazzar, declare the interpretation thereof, forasmuch as all the wise men of my kingdom are not able to make known unto me the interpretation: but thou art able; for the spirit of the holy gods is in thee. و الان حکیمان و منجمان را به حضور من آوردند تا این نوشته را بخوانند و تفسیرش را برای من بیان کننداما نتوانستند تفسیر کلام را بیان کنند. bible_en_fa Then Daniel, whose name was Belteshazzar, was astonied for one hour, and his thoughts troubled him. The king spake, and said, Belteshazzar, let not the dream, or the interpretation thereof, trouble thee. Belteshazzar answered and said, My lord, the dream be to them that hate thee, and the interpretation thereof to thine enemies. و من درباره تو شنیده‌ام که به نمودن تعبیرها و گشودن عقده‌ها قادر می‌باشی. پس اگر بتوانی الان نوشته را بخوانی و تفسیرش را برای من بیان کنی به ارغوان ملبس خواهی شد و طوق زرین بر گردنت (نهاده خواهد شد) و در مملکت حاکم سوم خواهی بود.» bible_en_fa The tree that thou sawest, which grew, and was strong, whose height reached unto the heaven, and the sight thereof to all the earth; پس دانیال به حضور پادشاه جواب داد وگفت: «عطایای تو از آن تو باشد و انعام خود را به دیگری بده، لکن نوشته را برای پادشاه خواهم خواند و تفسیرش را برای او بیان خواهم نمود. bible_en_fa Whose leaves were fair, and the fruit thereof much, and in it was meat for all; under which the beasts of the field dwelt, and upon whose branches the fowls of the heaven had their habitation: اما تو‌ای پادشاه، خدای تعالی به پدرت نبوکدنصر سلطنت و عظمت و جلال و حشمت عطا فرمود. bible_en_fa It is thou, O king, that art grown and become strong: for thy greatness is grown, and reacheth unto heaven, and thy dominion to the end of the earth. و به‌سبب عظمتی که به او داده بودجمیع قومها و امت‌ها و زبانها از او لرزان و ترسان می‌بودند. هر‌که را می‌خواست می‌کشت و هر‌که را می‌خواست زنده نگاه می‌داشت و هر‌که رامی خواست بلند می‌نمود و هر‌که را می‌خواست پست می‌ساخت. bible_en_fa And whereas the king saw a watcher and an holy one coming down from heaven, and saying, Hew the tree down, and destroy it; yet leave the stump of the roots thereof in the earth, even with a band of iron and brass, in the tender grass of the field; and let it be wet with the dew of heaven, and let his portion be with the beasts of the field, till seven times pass over him; لیکن چون دلش مغرور وروحش سخت گردیده، تکبر نمود آنگاه ازکرسی سلطنت خویش به زیر افکنده شد وحشمت او را از او گرفتند. bible_en_fa This is the interpretation, O king, and this is the decree of the most High, which is come upon my lord the king: و از میان بنی آدم رانده شده، دلش مثل دل حیوانات گردید ومسکنش با گورخران شده، او را مثل گاوان علف می‌خورانیدند و جسدش از شبنم آسمان ترمی شد تا فهمید که خدای تعالی بر ممالک آدمیان حکمرانی می‌کند و هر‌که را می‌خواهد بر آن نصب می‌نماید. bible_en_fa That they shall drive thee from men, and thy dwelling shall be with the beasts of the field, and they shall make thee to eat grass as oxen, and they shall wet thee with the dew of heaven, and seven times shall pass over thee, till thou know that the most High ruleth in the kingdom of men, and giveth it to whomsoever he will. و تو‌ای پسرش بلشصر! اگرچه این همه را دانستی لکن دل خود را متواضع ننمودی. bible_en_fa And whereas they commanded to leave the stump of the tree roots; thy kingdom shall be sure unto thee, after that thou shalt have known that the heavens do rule. بلکه خویشتن را به ضد خداوندآسمانها بلند ساختی و ظروف خانه او را به حضور تو آوردند و تو و امرایت و زوجه‌ها ومتعه هایت از آنها شراب نوشیدید و خدایان نقره و طلا و برنج و آهن و چوب و سنگ را که نمی بینند و نمی شنوند و (هیچ ) نمی دانند تسبیح خواندی، اما آن خدایی را که روانت در دست او وتمامی راههایت از او می‌باشد، تمجید ننمودی. bible_en_fa Wherefore, O king, let my counsel be acceptable unto thee, and break off thy sins by righteousness, and thine iniquities by shewing mercy to the poor; if it may be a lengthening of thy tranquillity. پس این کف دست از جانب او فرستاده شد واین نوشته مکتوب گردید. bible_en_fa All this came upon the king Nebuchadnezzar. و این نوشته‌ای که مکتوب شده است این است: منامنا ثقیل و فرسین. bible_en_fa At the end of twelve months he walked in the palace of the kingdom of Babylon. و تفسیر کلام این است: منا؛ خدا سلطنت تو را شمرده و آن را به انتها رسانیده است. bible_en_fa The king spake, and said, Is not this great Babylon, that I have built for the house of the kingdom by the might of my power, and for the honour of my majesty? ثقیل؛ درمیزان سنجیده شده و ناقص درآمده‌ای. bible_en_fa While the word was in the king's mouth, there fell a voice from heaven, saying, O king Nebuchadnezzar, to thee it is spoken; The kingdom is departed from thee. فرس؛ سلطنت تو تقسیم گشته و به مادیان و فارسیان بخشیده شده است.» bible_en_fa And they shall drive thee from men, and thy dwelling shall be with the beasts of the field: they shall make thee to eat grass as oxen, and seven times shall pass over thee, until thou know that the most High ruleth in the kingdom of men, and giveth it to whomsoever he will. آنگاه بلشصر امر فرمود تا دانیال را به ارغوان ملبس ساختند و طوق زرین بر گردنش (نهادند) و درباره‌اش ندا کردند که در مملکت حاکم سوم می‌باشد.در همان شب بلشصرپادشاه کلدانیان کشته شد. bible_en_fa The same hour was the thing fulfilled upon Nebuchadnezzar: and he was driven from men, and did eat grass as oxen, and his body was wet with the dew of heaven, till his hairs were grown like eagles' feathers, and his nails like birds' claws. در همان شب بلشصرپادشاه کلدانیان کشته شد. bible_en_fa And at the end of the days I Nebuchadnezzar lifted up mine eyes unto heaven, and mine understanding returned unto me, and I blessed the most High, and I praised and honoured him that liveth for ever, whose dominion is an everlasting dominion, and his kingdom is from generation to generation: و داریوش مادی در حالی که شصت و دوساله بود سلطنت را یافت. bible_en_fa And all the inhabitants of the earth are reputed as nothing: and he doeth according to his will in the army of heaven, and among the inhabitants of the earth: and none can stay his hand, or say unto him, What doest thou? و داریوش مصلحت دانست که صد و بیست والی بر مملکت نصب نماید تا بر تمامی مملکت باشند. bible_en_fa At the same time my reason returned unto me; and for the glory of my kingdom, mine honour and brightness returned unto me; and my counsellers and my lords sought unto me; and I was established in my kingdom, and excellent majesty was added unto me. و بر آنهاسه وزیر که یکی از ایشان دانیال بود تا آن والیان به ایشان حساب دهند و هیچ ضرری به پادشاه نرسد. bible_en_fa Now I Nebuchadnezzar praise and extol and honour the King of heaven, all whose works are truth, and his ways judgment: and those that walk in pride he is able to abase. پس این دانیال بر سایر وزراء و والیان تفوق جست زیرا که روح فاضل دراو بود وپادشاه اراده داشت که او را بر تمامی مملکت نصب نماید. bible_en_fa Belshazzar the king made a great feast to a thousand of his lords, and drank wine before the thousand. پس وزیران و والیان بهانه می‌جستند تا شکایتی در امور سلطنت بر دانیال بیاورند اما نتوانستند که هیچ علتی یا تقصیری بیابند، چونکه او امین بود و خطایی یا تقصیری دراو هرگز یافت نشد. bible_en_fa Belshazzar, whiles he tasted the wine, commanded to bring the golden and silver vessels which his father Nebuchadnezzar had taken out of the temple which was in Jerusalem; that the king, and his princes, his wives, and his concubines, might drink therein. پس آن اشخاص گفتند که «در این دانیال هیچ علتی پیدا نخواهیم کرد مگراینکه آن را درباره شریعت خدایش در او بیابیم.» bible_en_fa Then they brought the golden vessels that were taken out of the temple of the house of God which was at Jerusalem; and the king, and his princes, his wives, and his concubines, drank in them. آنگاه این وزراء و والیان نزد پادشاه جمع شدند و او را چنین گفتند: «ای داریوش پادشاه تابه ابد زنده باش. bible_en_fa They drank wine, and praised the gods of gold, and of silver, of brass, of iron, of wood, and of stone. جمیع وزرای مملکت و روسا و والیان و مشیران و حاکمان با هم مشورت کرده‌اند که پادشاه حکمی استوار کند و قدغن بلیغی نماید که هر کسی‌که تا سی روز از خدایی یا انسانی سوای تو‌ای پادشاه مسالتی نماید درچاه شیران افکنده شود. bible_en_fa In the same hour came forth fingers of a man's hand, and wrote over against the candlestick upon the plaister of the wall of the king's palace: and the king saw the part of the hand that wrote. پس‌ای پادشاه فرمان رااستوار کن و نوشته را امضا فرما تا موافق شریعت مادیان و فارسیان که منسوخ نمی شود تبدیل نگردد.» bible_en_fa Then the king's countenance was changed, and his thoughts troubled him, so that the joints of his loins were loosed, and his knees smote one against another. بنابراین داریوش پادشاه نوشته وفرمان را امضا نمود. bible_en_fa The king cried aloud to bring in the astrologers, the Chaldeans, and the soothsayers. And the king spake, and said to the wise men of Babylon, Whosoever shall read this writing, and shew me the interpretation thereof, shall be clothed with scarlet, and have a chain of gold about his neck, and shall be the third ruler in the kingdom. اما چون دانیال دانست که نوشته امضا شده است به خانه خود درآمد و پنجره های بالاخانه خود را به سمت اورشلیم باز نموده، هر روز سه مرتبه زانو می‌زد و دعا می‌نمود و چنانکه قبل ازآن عادت می‌داشت نزد خدای خویش دعامی کرد و تسبیح می‌خواند. bible_en_fa Then came in all the king's wise men: but they could not read the writing, nor make known to the king the interpretation thereof. پس آن اشخاص جمع شده، دانیال را یافتند که نزد خدای خودمسالت و تضرع می‌نماید. bible_en_fa Then was king Belshazzar greatly troubled, and his countenance was changed in him, and his lords were astonied. آنگاه به حضور پادشاه نزدیک شده، درباره فرمان پادشاه عرض کردند که «ای پادشاه آیافرمانی امضا ننمودی که هر‌که تا سی روز نزدخدایی یا انسانی سوای تو‌ای پادشاه مسالتی نماید در چاه شیران افکنده شود؟» پادشاه درجواب گفت: «این امر موافق شریعت مادیان وفارسیان که منسوخ نمی شود صحیح است.» bible_en_fa Now the queen, by reason of the words of the king and his lords, came into the banquet house: and the queen spake and said, O king, live for ever: let not thy thoughts trouble thee, nor let thy countenance be changed: پس ایشان در حضور پادشاه جواب دادند وگفتند که «این دانیال که از اسیران یهودا می‌باشد به تو‌ای پادشاه و به فرمانی که امضا نموده‌ای اعتنانمی نماید، بلکه هر روز سه مرتبه مسالت خود رامی نماید.» bible_en_fa There is a man in thy kingdom, in whom is the spirit of the holy gods; and in the days of thy father light and understanding and wisdom, like the wisdom of the gods, was found in him; whom the king Nebuchadnezzar thy father, the king, I say, thy father, made master of the magicians, astrologers, Chaldeans, and soothsayers; آنگاه پادشاه چون این سخن راشنید بر خویشتن بسیار خشمگین گردید و دل خود را به رهانیدن دانیال مشغول ساخت و تاغروب آفتاب برای استخلاص او سعی می‌نمود. bible_en_fa Forasmuch as an excellent spirit, and knowledge, and understanding, interpreting of dreams, and shewing of hard sentences, and dissolving of doubts, were found in the same Daniel, whom the king named Belteshazzar: now let Daniel be called, and he will shew the interpretation. آنگاه آن اشخاص نزد پادشاه جمع شدند و به پادشاه عرض کردند که «ای پادشاه بدان که قانون مادیان و فارسیان این است که هیچ فرمان یاحکمی که پادشاه آن را استوار نماید تبدیل نشود.» bible_en_fa Then was Daniel brought in before the king. And the king spake and said unto Daniel, Art thou that Daniel, which art of the children of the captivity of Judah, whom the king my father brought out of Jewry? پس پادشاه امر فرمود تا دانیال را بیاورند واو را در چاه شیران بیندازند و پادشاه دانیال راخطاب کرده، گفت: «خدای تو که او را پیوسته عبادت می‌نمایی تو را رهایی خواهد داد.» bible_en_fa I have even heard of thee, that the spirit of the gods is in thee, and that light and understanding and excellent wisdom is found in thee. وسنگی آورده، آن را بر دهنه چاه نهادند و پادشاه آن را به مهر خود و مهر امرای خویش مختوم ساخت تا امر درباره دانیال تبدیل نشود. bible_en_fa And now the wise men, the astrologers, have been brought in before me, that they should read this writing, and make known unto me the interpretation thereof: but they could not shew the interpretation of the thing: آنگاه پادشاه به قصر خویش رفته، شب را به روزه بسربرد و به حضور وی اسباب عیش او را نیاوردند وخوابش از او رفت. bible_en_fa And I have heard of thee, that thou canst make interpretations, and dissolve doubts: now if thou canst read the writing, and make known to me the interpretation thereof, thou shalt be clothed with scarlet, and have a chain of gold about thy neck, and shalt be the third ruler in the kingdom. پس پادشاه صبح زود وقت طلوع فجر برخاست و به تعجیل به چاه شیران رفت. bible_en_fa Then Daniel answered and said before the king, Let thy gifts be to thyself, and give thy rewards to another; yet I will read the writing unto the king, and make known to him the interpretation. و چون نزد چاه شیران رسید به آوازحزین دانیال را صدا زد و پادشاه دانیال را خطاب کرده، گفت: «ای دانیال بنده خدای حی آیاخدایت که او را پیوسته عبادت می‌نمایی به رهانیدنت از شیران قادر بوده است؟» bible_en_fa O thou king, the most high God gave Nebuchadnezzar thy father a kingdom, and majesty, and glory, and honour: آنگاه دانیال به پادشاه جواب داد که «ای پادشاه تا به ابد زنده باش! bible_en_fa And for the majesty that he gave him, all people, nations, and languages, trembled and feared before him: whom he would he slew; and whom he would he kept alive; and whom he would he set up; and whom he would he put down. خدای من فرشته خود را فرستاده، دهان شیران را بست تا به من ضرری نرسانند چونکه به حضور وی در من گناهی یافت نشد و هم درحضور تو‌ای پادشاه تقصیری نورزیده بودم.» bible_en_fa But when his heart was lifted up, and his mind hardened in pride, he was deposed from his kingly throne, and they took his glory from him: آنگاه پادشاه بی‌نهایت شادمان شده، امر فرمود که دانیال را از چاه برآورند و دانیال را از چاه برآوردند و از آن جهت که بر خدای خود توکل نموده بود در اوهیچ ضرری یافت نشد. bible_en_fa And he was driven from the sons of men; and his heart was made like the beasts, and his dwelling was with the wild asses: they fed him with grass like oxen, and his body was wet with the dew of heaven; till he knew that the most high God ruled in the kingdom of men, and that he appointeth over it whomsoever he will. و پادشاه امر فرمود تاآن اشخاص را که بر دانیال شکایت آورده بودندحاضر ساختند و ایشان را با پسران و زنان ایشان در چاه شیران انداختند و هنوز به ته چاه نرسیده بودند که شیران بر ایشان حمله آورده، همه استخوانهای ایشان را خرد کردند. bible_en_fa And thou his son, O Belshazzar, hast not humbled thine heart, though thou knewest all this; بعد از آن داریوش پادشاه به جمیع قومها و امت‌ها وزبانهایی که در تمامی جهان ساکن بودند نوشت که «سلامتی شما افزون باد! bible_en_fa But hast lifted up thyself against the LORD of heaven; and they have brought the vessels of his house before thee, and thou, and thy lords, thy wives, and thy concubines, have drunk wine in them; and thou hast praised the gods of silver, and gold, of brass, iron, wood, and stone, which see not, nor hear, nor know: and the God in whose hand thy breath is, and whose are all thy ways, hast thou not glorified: از حضور من فرمانی صادر شده است که در هر سلطنتی ازممالک من (مردمان ) به حضور خدای دانیال لرزان و ترسان باشند زیرا که او خدای حی و تاابدالاباد قیوم است. و ملکوت او بی‌زوال وسلطنت او غیرمتناهی است.او است که نجات می‌دهد و می‌رهاند و آیات و عجایب را درآسمان و در زمین ظاهر می‌سازد و اوست که دانیال را از چنگ شیران رهایی داده است.» پس این دانیال در سلطنت داریوش و درسلطنت کورش فارسی فیروز می‌بود. bible_en_fa Then was the part of the hand sent from him; and this writing was written. او است که نجات می‌دهد و می‌رهاند و آیات و عجایب را درآسمان و در زمین ظاهر می‌سازد و اوست که دانیال را از چنگ شیران رهایی داده است.» پس این دانیال در سلطنت داریوش و درسلطنت کورش فارسی فیروز می‌بود. bible_en_fa And this is the writing that was written, MENE, MENE, TEKEL, UPHARSIN. در سال اول بلشصر پادشاه بابل، دانیال دربسترش خوابی و رویاهای سرش را دید. پس خواب را نوشت و کلیه مطالب را بیان نمود. bible_en_fa This is the interpretation of the thing: MENE; God hath numbered thy kingdom, and finished it. پس دانیال متکلم شده، گفت: «شبگاهان در عالم رویا شده، دیدم که ناگاه چهار باد آسمان بر روی دریای عظیم تاختند. bible_en_fa TEKEL; Thou art weighed in the balances, and art found wanting. و چهار وحش بزرگ که مخالف یکدیگر بودند از دریا بیرون آمدند. bible_en_fa PERES; Thy kingdom is divided, and given to the Medes and Persians. اول آنها مثل شیر بود و بالهای عقاب داشت و من نظرکردم تا بالهایش کنده گردید و او از زمین برداشته شده، بر پایهای خود مثل انسان قرار داده گشت ودل انسان به او داده شد. bible_en_fa Then commanded Belshazzar, and they clothed Daniel with scarlet, and put a chain of gold about his neck, and made a proclamation concerning him, that he should be the third ruler in the kingdom. و اینک وحش دوم دیگر مثل خرس بود و بر یک طرف خود بلند شدو در دهانش در میان دندانهایش سه دنده بود ووی را چنین گفتند: برخیز و گوشت بسیار بخور. bible_en_fa In that night was Belshazzar the king of the Chaldeans slain. بعد از آن نگریستم و اینک دیگری مثل پلنگ بود که بر پشتش چهار بال مرغ داشت و این وحش چهار سر داشت و سلطنت به او داده شد. bible_en_fa And Darius the Median took the kingdom, being about threescore and two years old. بعد ازآن در رویاهای شب نظر کردم و اینک وحش چهارم که هولناک و مهیب و بسیار زورآور بود ودندانهای بزرگ آهنین داشت و باقی‌مانده رامی خورد و پاره پاره می‌کرد و به پایهای خویش پایمال می‌نمود و مخالف همه وحوشی که قبل ازاو بودند بود و ده شاخ داشت. bible_en_fa It pleased Darius to set over the kingdom an hundred and twenty princes, which should be over the whole kingdom; پس در این شاخهاتامل می‌نمودم که اینک از میان آنها شاخ کوچک دیگری برآمد و پیش رویش سه شاخ از آن شاخهای اول از ریشه‌کنده شد و اینک این شاخ چشمانی مانند چشم انسان و دهانی که به سخنان تکبرآمیز متکلم بود داشت. bible_en_fa And over these three presidents; of whom Daniel was first: that the princes might give accounts unto them, and the king should have no damage. «و نظر می‌کردم تا کرسیها برقرار شد وقدیم الایام جلوس فرمود و لباس او مثل برف سفید و موی سرش مثل پشم پاک و عرش اوشعله های آتش و چرخهای آن آتش ملتهب بود. bible_en_fa Then this Daniel was preferred above the presidents and princes, because an excellent spirit was in him; and the king thought to set him over the whole realm. نهری از آتش جاری شده، از پیش روی اوبیرون آمد. هزاران هزار او را خدمت می‌کردند وکرورها کرور به حضور وی ایستاده بودند. دیوان برپا شد و دفترها گشوده گردید. bible_en_fa Then the presidents and princes sought to find occasion against Daniel concerning the kingdom; but they could find none occasion nor fault; forasmuch as he was faithful, neither was there any error or fault found in him. آنگاه نظر کردم به‌سبب سخنان تکبرآمیزی که آن شاخ می‌گفت. پس نگریستم تا آن وحش کشته شد وجسد او هلاک گردیده، به آتش مشتعل تسلیم شد. bible_en_fa Then said these men, We shall not find any occasion against this Daniel, except we find it against him concerning the law of his God. اما سایر وحوش سلطنت را از ایشان گرفتند، لکن درازی عمر تا زمانی و وقتی به ایشان داده شد. bible_en_fa Then these presidents and princes assembled together to the king, and said thus unto him, King Darius, live for ever. و در رویای شب نگریستم و اینک مثل پسر انسان با ابرهای آسمان آمد و نزدقدیم الایام رسید و او را به حضور وی آوردند. bible_en_fa All the presidents of the kingdom, the governors, and the princes, the counsellers, and the captains, have consulted together to establish a royal statute, and to make a firm decree, that whosoever shall ask a petition of any God or man for thirty days, save of thee, O king, he shall be cast into the den of lions. و سلطنت و جلال و ملکوت به او داده شد تاجمیع قوم‌ها و امت‌ها و زبانها او را خدمت نمایند. سلطنت او سلطنت جاودانی و بی‌زوال است و ملکوت او زایل نخواهد شد. bible_en_fa Now, O king, establish the decree, and sign the writing, that it be not changed, according to the law of the Medes and Persians, which altereth not. «اما روح من دانیال در جسدم مدهوش شدو رویاهای سرم مرا مضطرب ساخت. bible_en_fa Wherefore king Darius signed the writing and the decree. و به یکی از حاضرین نزدیک شده، حقیقت این همه امور را از وی پرسیدم و او به من تکلم نموده، تفسیر امور را برای من بیان کرد، bible_en_fa Now when Daniel knew that the writing was signed, he went into his house; and his windows being open in his chamber toward Jerusalem, he kneeled upon his knees three times a day, and prayed, and gave thanks before his God, as he did aforetime. که این وحوش عظیمی که (عدد) ایشان چهار است چهار پادشاه می‌باشند که از زمین خواهند برخاست. bible_en_fa Then these men assembled, and found Daniel praying and making supplication before his God. امامقدسان حضرت اعلی سلطنت را خواهند یافت و مملکت را تا به ابد و تا ابدالاباد متصرف خواهند بود. bible_en_fa Then they came near, and spake before the king concerning the king's decree; Hast thou not signed a decree, that every man that shall ask a petition of any God or man within thirty days, save of thee, O king, shall be cast into the den of lions? The king answered and said, The thing is true, according to the law of the Medes and Persians, which altereth not. آنگاه آرزو داشتم که حقیقت امررا درباره وحش چهارم که مخالف همه دیگران وبسیار هولناک بود و دندانهای آهنین و چنگالهای برنجین داشت و سایرین را می‌خورد و پاره پاره می‌کرد و به پایهای خود پایمال می‌نمود بدانم. bible_en_fa Then answered they and said before the king, That Daniel, which is of the children of the captivity of Judah, regardeth not thee, O king, nor the decree that thou hast signed, but maketh his petition three times a day. و کیفیت ده شاخ را که بر سر او بود و آن دیگری را که برآمد و پیش روی او سه شاخ افتادیعنی آن شاخی که چشمان و دهانی را که سخنان تکبرآمیز می‌گفت داشت و نمایش او از رفقایش سختتر بود. bible_en_fa Then the king, when he heard these words, was sore displeased with himself, and set his heart on Daniel to deliver him: and he laboured till the going down of the sun to deliver him. پس ملاحظه کردم و این شاخ بامقدسان جنگ کرده، بر ایشان استیلا یافت. bible_en_fa Then these men assembled unto the king, and said unto the king, Know, O king, that the law of the Medes and Persians is, That no decree nor statute which the king establisheth may be changed. تاحینی که قدیم الایام آمد و داوری به مقدسان حضرت اعلی تسلیم شد و زمانی رسید که مقدسان ملکوت را به تصرف آوردند. bible_en_fa Then the king commanded, and they brought Daniel, and cast him into the den of lions. Now the king spake and said unto Daniel, Thy God whom thou servest continually, he will deliver thee. پس اوچنین گفت: وحش چهارم سلطنت چهارمین برزمین خواهد بود و مخالف همه سلطنتها خواهدبود و تمامی جهان را خواهد خورد و آن راپایمال نموده، پاره پاره خواهد کرد. bible_en_fa And a stone was brought and laid upon the mouth of the den; and the king sealed it with his own signet, and with the signet of his lords; that the purpose might not be changed concerning Daniel. و ده شاخ از این مملکت، ده پادشاه می‌باشند که خواهندبرخاست و دیگری بعد از ایشان خواهدبرخاست و او مخالف اولین خواهد بود و سه پادشاه را به زیر خواهد افکند. bible_en_fa Then the king went to his palace, and passed the night fasting: neither were instruments of musick brought before him: and his sleep went from him. و سخنان به ضدحضرت اعلی خواهد گفت و مقدسان حضرت اعلی را ذلیل خواهد ساخت و قصد تبدیل نمودن زمانها و شرایع خواهد نمود و ایشان تا زمانی ودو زمان و نصف زمان به‌دست او تسلیم خواهندشد. bible_en_fa Then the king arose very early in the morning, and went in haste unto the den of lions. پس دیوان برپا خواهد شد و سلطنت او رااز او گرفته، آن را تا به انتها تباه و تلف خواهندنمود. bible_en_fa And when he came to the den, he cried with a lamentable voice unto Daniel: and the king spake and said to Daniel, O Daniel, servant of the living God, is thy God, whom thou servest continually, able to deliver thee from the lions? و ملکوت و سلطنت و حشمت مملکتی که زیر تمامی آسمانهاست به قوم مقدسان حضرت اعلی داده خواهد شد که ملکوت اوملکوت جاودانی است و جمیع ممالک او راعبادت و اطاعت خواهند نمود.انتهای امر تابه اینجا است. فکرهای من دانیال مرا بسیارمضطرب نمود و هیئتم در من متغیر گشت، لیکن این امر را در دل خود نگاه داشتم.» bible_en_fa Then said Daniel unto the king, O king, live for ever. انتهای امر تابه اینجا است. فکرهای من دانیال مرا بسیارمضطرب نمود و هیئتم در من متغیر گشت، لیکن این امر را در دل خود نگاه داشتم.» bible_en_fa My God hath sent his angel, and hath shut the lions' mouths, that they have not hurt me: forasmuch as before him innocency was found in me; and also before thee, O king, have I done no hurt. در سال سوم سلطنت بلشصر پادشاه، رویایی بر من دانیال ظاهر شد بعد از آنکه اول به من ظاهر شده بود. bible_en_fa Then was the king exceeding glad for him, and commanded that they should take Daniel up out of the den. So Daniel was taken up out of the den, and no manner of hurt was found upon him, because he believed in his God. و در رویا نظر کردم ومی دیدم که من در دارالسلطنه شوشن که درولایت عیلام می‌باشد بودم و در عالم رویا دیدم که نزد نهر اولای می‌باشم. bible_en_fa And the king commanded, and they brought those men which had accused Daniel, and they cast them into the den of lions, them, their children, and their wives; and the lions had the mastery of them, and brake all their bones in pieces or ever they came at the bottom of the den. پس چشمان خود رابرافراشته، دیدم که ناگاه قوچی نزد نهر ایستاده بود که دو شاخ داشت و شاخهایش بلند بود ویکی از دیگری بلندتر و بلندترین آنها آخربرآمد. bible_en_fa Then king Darius wrote unto all people, nations, and languages, that dwell in all the earth; Peace be multiplied unto you. و قوچ را دیدم که به سمت مغرب وشمال و جنوب شاخ می‌زد و هیچ وحشی با اومقاومت نتوانست کرد و کسی نبود که از دستش رهایی دهد و برحسب رای خود عمل نموده، بزرگ می‌شد. bible_en_fa I make a decree, That in every dominion of my kingdom men tremble and fear before the God of Daniel: for he is the living God, and stedfast for ever, and his kingdom that which shall not be destroyed, and his dominion shall be even unto the end. و حینی که متفکر می‌بودم اینک بز نری ازطرف مغرب بر روی تمامی زمین می‌آمد و زمین را لمس نمی کرد و در میان چشمان بز نر شاخی معتبر بود. bible_en_fa He delivereth and rescueth, and he worketh signs and wonders in heaven and in earth, who hath delivered Daniel from the power of the lions. و به سوی آن قوچ صاحب دو شاخ که آن را نزد نهر ایستاده دیدم آمد و بشدت قوت خویش نزد او دوید. bible_en_fa So this Daniel prospered in the reign of Darius, and in the reign of Cyrus the Persian. و او را دیدم که چون نزدقوچ رسید با او بشدت غضبناک شده، قوچ را زد وهر دو شاخ او را شکست و قوچ را یارای مقاومت با وی نبود پس وی را به زمین انداخته، پایمال کردو کسی نبود که قوچ را از دستش رهایی دهد. bible_en_fa In the first year of Belshazzar king of Babylon Daniel had a dream and visions of his head upon his bed: then he wrote the dream, and told the sum of the matters. وبز نر بی‌نهایت بزرگ شد و چون قوی گشت آن شاخ بزرگ شکسته شد و در جایش چهار شاخ معتبر بسوی بادهای اربعه آسمان برآمد. bible_en_fa Daniel spake and said, I saw in my vision by night, and, behold, the four winds of the heaven strove upon the great sea. و ازیکی از آنها یک شاخ کوچک برآمد و به سمت جنوب و مشرق و فخر زمینها بسیار بزرگ شد. bible_en_fa And four great beasts came up from the sea, diverse one from another. و به ضد لشکر آسمانها قوی شده، بعضی ازلشکر و ستارگان را به زمین انداخته، پایمال نمود. bible_en_fa The first was like a lion, and had eagle's wings: I beheld till the wings thereof were plucked, and it was lifted up from the earth, and made stand upon the feet as a man, and a man's heart was given to it. و به ضد سردار لشکر بزرگ شد و قربانی دایمی از او گرفته شد و مکان مقدس او منهدم گردید. bible_en_fa And behold another beast, a second, like to a bear, and it raised up itself on one side, and it had three ribs in the mouth of it between the teeth of it: and they said thus unto it, Arise, devour much flesh. و لشکری به ضد قربانی دایمی، به‌سبب عصیان (قوم به وی ) داده شد و آن (لشکر)راستی را به زمین انداختند و او (موافق رای خود) عمل نموده، کامیاب گردید. bible_en_fa After this I beheld, and lo another, like a leopard, which had upon the back of it four wings of a fowl; the beast had also four heads; and dominion was given to it. و مقدسی را شنیدم که سخن می‌گفت و مقدس دیگری از آن یک که سخن می‌گفت، پرسید که رویا درباره قربانی دایمی و معصیت مهلک که قدس و لشکررا به پایمال شدن تسلیم می‌کند تا بکی خواهدبود. bible_en_fa After this I saw in the night visions, and behold a fourth beast, dreadful and terrible, and strong exceedingly; and it had great iron teeth: it devoured and brake in pieces, and stamped the residue with the feet of it: and it was diverse from all the beasts that were before it; and it had ten horns. و او به من گفت: «تا دو هزار و سیصد شام وصبح، آنگاه مقدس تطهیر خواهد شد.» bible_en_fa I considered the horns, and, behold, there came up among them another little horn, before whom there were three of the first horns plucked up by the roots: and, behold, in this horn were eyes like the eyes of man, and a mouth speaking great things. و چون من دانیال رویا را دیدم و معنی آن راطلبیدم، ناگاه شبیه مردی نزد من بایستاد. bible_en_fa I beheld till the thrones were cast down, and the Ancient of days did sit, whose garment was white as snow, and the hair of his head like the pure wool: his throne was like the fiery flame, and his wheels as burning fire. وآواز آدمی را از میان (نهر) اولای شنیدم که نداکرده، می‌گفت: «ای جبرائیل این مرد را از معنی‌این‌رویا مطلع ساز.» bible_en_fa A fiery stream issued and came forth from before him: thousand thousands ministered unto him, and ten thousand times ten thousand stood before him: the judgment was set, and the books were opened. پس او نزد جایی که ایستاده بودم آمد و چون آمد من ترسان شده، به روی خود درافتادم و او مرا گفت: «ای پسر انسان بدانکه این‌رویا برای زمان آخر می‌باشد.» bible_en_fa I beheld then because of the voice of the great words which the horn spake: I beheld even till the beast was slain, and his body destroyed, and given to the burning flame. و حینی که او با من سخن می‌گفت، من برروی خود بر زمین در خواب سنگین می‌بودم و اومرا لمس نموده، در جایی که بودم برپا داشت. bible_en_fa As concerning the rest of the beasts, they had their dominion taken away: yet their lives were prolonged for a season and time. و گفت: «اینک من تو را از آنچه در آخر غضب واقع خواهد شد اطلاع می‌دهم زیرا که انتها درزمان معین واقع خواهد شد. bible_en_fa I saw in the night visions, and, behold, one like the Son of man came with the clouds of heaven, and came to the Ancient of days, and they brought him near before him. اما آن قوچ صاحب دو شاخ که آن را دیدی پادشاهان مادیان و فارسیان می‌باشد. bible_en_fa And there was given him dominion, and glory, and a kingdom, that all people, nations, and languages, should serve him: his dominion is an everlasting dominion, which shall not pass away, and his kingdom that which shall not be destroyed. و آن بز نر ستبر پادشاه یونان می‌باشد و آن شاخ بزرگی که در میان دوچشمش بود پادشاه اول است. bible_en_fa I Daniel was grieved in my spirit in the midst of my body, and the visions of my head troubled me. و اما آن شکسته شدن و چهار در جایش برآمدن، چهارسلطنت از قوم او اما نه از قوت او برپا خواهندشد. bible_en_fa I came near unto one of them that stood by, and asked him the truth of all this. So he told me, and made me know the interpretation of the things. و در آخر سلطنت ایشان چون گناه عاصیان به اتمام رسیده باشد، آنگاه پادشاهی سخت روی و در مکرها ماهر، خواهد برخاست. bible_en_fa These great beasts, which are four, are four kings, which shall arise out of the earth. و قوت او عظیم خواهد شد، لیکن نه از توانایی خودش. و خرابیهای عجیب خواهد نمود وکامیاب شده، (موافق رای خود) عمل خواهدنمود و عظما و قوم مقدسان را هلاک خواهدنمود. bible_en_fa But the saints of the most High shall take the kingdom, and possess the kingdom for ever, even for ever and ever. و از مهارت او مکر در دستش پیش خواهد رفت و در دل خود مغرور شده، بسیاری را بغته هلاک خواهد ساخت و با امیر امیران مقاومت خواهد نمود، اما بدون دست، شکسته خواهد شد. bible_en_fa Then I would know the truth of the fourth beast, which was diverse from all the others, exceeding dreadful, whose teeth were of iron, and his nails of brass; which devoured, brake in pieces, and stamped the residue with his feet; پس رویایی که درباره شام و صبح گفته شد یقین است اما تو رویا را بر هم نه زیرا که بعد از ایام بسیار واقع خواهد شد.»آنگاه من دانیال تا اندک زمانی ضعیف وبیمار شدم. پس برخاسته، به‌کارهای پادشاه مشغول گردیدم، اما درباره رویا متحیر ماندم واحدی معنی آن را نفهمید. bible_en_fa And of the ten horns that were in his head, and of the other which came up, and before whom three fell; even of that horn that had eyes, and a mouth that spake very great things, whose look was more stout than his fellows. آنگاه من دانیال تا اندک زمانی ضعیف وبیمار شدم. پس برخاسته، به‌کارهای پادشاه مشغول گردیدم، اما درباره رویا متحیر ماندم واحدی معنی آن را نفهمید. bible_en_fa I beheld, and the same horn made war with the saints, and prevailed against them; در سال اول داریوش بن اخشورش که ازنسل مادیان و بر مملکت کلدانیان پادشاه شده بود. bible_en_fa Until the Ancient of days came, and judgment was given to the saints of the most High; and the time came that the saints possessed the kingdom. در سال اول سلطنت او، من دانیال، عدد سالهایی را که کلام خداوند درباره آنها به ارمیای نبی نازل شده بود از کتب فهمیدم که هفتادسال در خرابی اورشلیم تمام خواهد شد. bible_en_fa Thus he said, The fourth beast shall be the fourth kingdom upon earth, which shall be diverse from all kingdoms, and shall devour the whole earth, and shall tread it down, and break it in pieces. پس روی خود را بسوی خداوند خدا متوجه ساختم تا با دعا و تضرعات و روزه و پلاس و خاکسترمسالت نمایم؛ bible_en_fa And the ten horns out of this kingdom are ten kings that shall arise: and another shall rise after them; and he shall be diverse from the first, and he shall subdue three kings. و نزد یهوه خدای خود دعا کردم و اعتراف نموده، گفتم: «ای خداوند خدای عظیم و مهیب که عهد و رحمت را با محبان خویش وآنانی که فرایض تو را حفظ می‌نمایند نگاه می‌داری! bible_en_fa And he shall speak great words against the most High, and shall wear out the saints of the most High, and think to change times and laws: and they shall be given into his hand until a time and times and the dividing of time. ما گناه و عصیان و شرارت ورزیده وتمرد نموده و از اوامر و احکام تو تجاوز کرده‌ایم. bible_en_fa But the judgment shall sit, and they shall take away his dominion, to consume and to destroy it unto the end. و به بندگانت انبیایی که به اسم تو به پادشاهان وسروران و پدران ما و به تمامی قوم زمین سخن‌گفتند گوش نگرفته‌ایم. bible_en_fa And the kingdom and dominion, and the greatness of the kingdom under the whole heaven, shall be given to the people of the saints of the most High, whose kingdom is an everlasting kingdom, and all dominions shall serve and obey him. ‌ای خداوند عدالت ازآن تو است و رسوایی از آن ما است. چنانکه امروز شده است از مردان یهودا و ساکنان اورشلیم و همه اسرائیلیان چه نزدیک و چه دوردر همه زمینهایی که ایشان را به‌سبب خیانتی که به تو ورزیده‌اند در آنها پراکنده ساخته‌ای. bible_en_fa Hitherto is the end of the matter. As for me Daniel, my cogitations much troubled me, and my countenance changed in me: but I kept the matter in my heart. ‌ای خداوند رسوایی از آن ما و پادشاهان و سروران وپدران ما است زیرا که به تو گناه ورزیده‌ایم. bible_en_fa In the third year of the reign of king Belshazzar a vision appeared unto me, even unto me Daniel, after that which appeared unto me at the first. خداوند خدای ما را رحمتها و مغفرتها است هرچند بدو گناه ورزیده‌ایم. bible_en_fa And I saw in a vision; and it came to pass, when I saw, that I was at Shushan in the palace, which is in the province of Elam; and I saw in a vision, and I was by the river of Ulai. و کلام یهوه خدای خود را نشنیده‌ایم تا در شریعت او که به وسیله بندگانش انبیا پیش ما گذارد سلوک نماییم. bible_en_fa Then I lifted up mine eyes, and saw, and, behold, there stood before the river a ram which had two horns: and the two horns were high; but one was higher than the other, and the higher came up last. و تمامی اسرائیل از شریعت توتجاوز نموده و روگردان شده، به آواز تو گوش نگرفته‌اند بنابراین لعنت و سوگندی که در تورات موسی بنده خدا مکتوب است بر ما مستولی گردیده، چونکه به او گناه ورزیده‌ایم. bible_en_fa I saw the ram pushing westward, and northward, and southward; so that no beasts might stand before him, neither was there any that could deliver out of his hand; but he did according to his will, and became great. و اوکلام خود را که به ضد ما و به ضد داوران ما که برما داوری می‌نمودند گفته بود استوار نموده وبلای عظیمی بر ما وارد آورده است زیرا که زیر تمامی آسمان حادثه‌ای واقع نشده، مثل آنکه بر اورشلیم واقع شده است. bible_en_fa And as I was considering, behold, an he goat came from the west on the face of the whole earth, and touched not the ground: and the goat had a notable horn between his eyes. تمامی این بلا بر وفق آنچه در تورات موسی مکتوب است برما وارد شده است، معهذا نزد یهوه خدای خود مسالت ننمودیم تا از معصیت خودبازگشت نموده، راستی تو را بفهمیم. bible_en_fa And he came to the ram that had two horns, which I had there seen standing before the river, and ran unto him in the fury of his power. بنابراین خداوند بر این بلا مراقب بوده، آن را بر ما واردآورد زیرا که یهوه خدای ما در همه کارهایی که می‌کند عادل است اما ما به آواز او گوش نگرفتیم. bible_en_fa And I saw him come close unto the ram, and he was moved with choler against him, and smote the ram, and brake his two horns: and there was no power in the ram to stand before him, but he cast him down to the ground, and stamped upon him: and there was none that could deliver the ram out of his hand. «پس الان‌ای خداوند خدای ما که قوم خود را به‌دست قوی از زمین مصر بیرون آورده، اسمی برای خود پیدا کرده‌ای، چنانکه امروزشده است، ما گناه ورزیده و شرارت نموده‌ایم. bible_en_fa Therefore the he goat waxed very great: and when he was strong, the great horn was broken; and for it came up four notable ones toward the four winds of heaven. ‌ای خداوند مسالت آنکه برحسب تمامی عدالت خود خشم و غضب خویش را از شهرخود اورشلیم و از کوه مقدس خود برگردانی زیرابه‌سبب گناهان ما و معصیتهای پدران ما اورشلیم و قوم تو نزد همه مجاوران ما رسوا شده است. bible_en_fa And out of one of them came forth a little horn, which waxed exceeding great, toward the south, and toward the east, and toward the pleasant land. پس حال‌ای خدای ما دعا و تضرعات بنده خود را اجابت فرما و روی خود را بر مقدس خویش که خراب شده است به‌خاطر خداوندیت متجلی فرما. bible_en_fa And it waxed great, even to the host of heaven; and it cast down some of the host and of the stars to the ground, and stamped upon them. ‌ای خدایم گوش خود را فراگیر وبشنو و چشمان خود را باز کن و به خرابیهای ما وشهری که به اسم تو مسمی است نظر فرما، زیراکه ما تضرعات خود را نه برای عدالت خویش بلکه برای رحمتهای عظیم تو به حضور تومی نماییم. bible_en_fa Yea, he magnified himself even to the prince of the host, and by him the daily sacrifice was taken away, and the place of his sanctuary was cast down. ‌ای خداوند بشنو! ای خداوندبیامرز! ای خداوند استماع نموده، به عمل آور! ای خدای من به‌خاطر خودت تاخیر منمازیرا که شهر تو و قوم تو به اسم تو مسمی می‌باشند.» bible_en_fa And an host was given him against the daily sacrifice by reason of transgression, and it cast down the truth to the ground; and it practised, and prospered. و چون من هنوز سخن می‌گفتم و دعامی نمودم و به گناهان خود و گناهان قوم خویش اسرائیل اعتراف می‌کردم و تضرعات خود رابرای کوه مقدس خدایم به حضور یهوه خدای خویش معروض می‌داشتم، bible_en_fa Then I heard one saint speaking, and another saint said unto that certain saint which spake, How long shall be the vision concerning the daily sacrifice, and the transgression of desolation, to give both the sanctuary and the host to be trodden under foot? چون هنوز در دعامتکلم می‌بودم، آن مرد جبرائیل که او را دررویای اول دیده بودم بسرعت پرواز نموده، به وقت هدیه شام نزد من رسید، bible_en_fa And he said unto me, Unto two thousand and three hundred days; then shall the sanctuary be cleansed. و مرا اعلام نمودو با من متکلم شده، گفت: «ای دانیال الان من بیرون آمده‌ام تا تو را فطانت و فهم بخشم. bible_en_fa And it came to pass, when I, even I Daniel, had seen the vision, and sought for the meaning, then, behold, there stood before me as the appearance of a man. درابتدای تضرعات تو امر صادر گردید و من آمدم تاتو را خبر دهم زیرا که تو بسیار محبوب هستی، پس در این کلام تامل کن و رویا را فهم نما. bible_en_fa And I heard a man's voice between the banks of Ulai, which called, and said, Gabriel, make this man to understand the vision. هفتاد هفته برای قوم تو و برای شهر مقدست مقرر می‌باشد تا تقصیرهای آنها تمام شود وگناهان آنها به انجام رسد و کفاره به جهت عصیان کرده شود و عدالت جاودانی آورده شود و رویا ونبوت مختوم گردد و قدس‌الاقداس مسح شود. bible_en_fa So he came near where I stood: and when he came, I was afraid, and fell upon my face: but he said unto me, Understand, O son of man: for at the time of the end shall be the vision. پس بدان و بفهم که از صدور فرمان به جهت تعمیر نمودن و بناکردن اورشلیم تا (ظهور) مسیح رئیس، هفت هفته و شصت و دو هفته خواهد بودو (اورشلیم ) با کوچه‌ها و حصار در زمانهای تنگی تعمیر و بنا خواهد شد. bible_en_fa Now as he was speaking with me, I was in a deep sleep on my face toward the ground: but he touched me, and set me upright. و بعد از آن شصت و دو هفته، مسیح منقطع خواهد گردید واز آن او نخواهد بود، بلکه قوم آن رئیس که می‌آید شهر و قدس را خراب خواهند ساخت وآخر او در آن سیلاب خواهد بود و تا آخر جنگ خرابیها معین است.و او با اشخاص بسیار دریک هفته عهد را استوار خواهد ساخت و در نصف آن هفته قربانی و هدیه را موقوف خواهدکرد و بر کنگره رجاسات خراب کننده‌ای خواهدآمد والی النهایت آنچه مقدر است بر خراب کننده ریخته خواهد شد.» bible_en_fa And he said, Behold, I will make thee know what shall be in the last end of the indignation: for at the time appointed the end shall be. و او با اشخاص بسیار دریک هفته عهد را استوار خواهد ساخت و در نصف آن هفته قربانی و هدیه را موقوف خواهدکرد و بر کنگره رجاسات خراب کننده‌ای خواهدآمد والی النهایت آنچه مقدر است بر خراب کننده ریخته خواهد شد.» bible_en_fa The ram which thou sawest having two horns are the kings of Media and Persia. در سال سوم کورش پادشاه فارس، امری بر دانیال که به بلطشصر مسمی بود کشف گردید و آن امر صحیح و مشقت عظیمی بود. پس امر را فهمید و رویا را دانست. bible_en_fa And the rough goat is the king of Grecia: and the great horn that is between his eyes is the first king. در آن ایام من دانیال سه هفته تمام ماتم گرفتم. bible_en_fa Now that being broken, whereas four stood up for it, four kingdoms shall stand up out of the nation, but not in his power. خوراک لذیذ نخوردم و گوشت و شراب به دهانم داخل نشد و تا انقضای آن سه هفته خویشتن را تدهین ننمودم. bible_en_fa And in the latter time of their kingdom, when the transgressors are come to the full, a king of fierce countenance, and understanding dark sentences, shall stand up. و در روز بیست وچهارم ماه اول من بر کنار نهر عظیم یعنی دجله بودم. bible_en_fa And his power shall be mighty, but not by his own power: and he shall destroy wonderfully, and shall prosper, and practise, and shall destroy the mighty and the holy people. و چشمان خود را برافراشته دیدم که ناگاه مردی ملبس به کتان که کمربندی از طلای او فاز بر کمر خود داشت، bible_en_fa And through his policy also he shall cause craft to prosper in his hand; and he shall magnify himself in his heart, and by peace shall destroy many: he shall also stand up against the Prince of princes; but he shall be broken without hand. و جسد او مثل زبرجد وروی وی مانند برق و چشمانش مثل شعله های آتش و بازوها و پایهایش مانند رنگ برنج صیقلی و آواز کلام او مثل صدای گروه عظیمی بود. bible_en_fa And the vision of the evening and the morning which was told is true: wherefore shut thou up the vision; for it shall be for many days. و من دانیال تنها آن رویا را دیدم و کسانی که همراه من بودند رویا را ندیدند لیکن لرزش عظیمی بر ایشان مستولی شد و فرار کرده، خودرا پنهان کردند. bible_en_fa And I Daniel fainted, and was sick certain days; afterward I rose up, and did the king's business; and I was astonished at the vision, but none understood it. و من تنها ماندم و آن رویای عظیم را مشاهده می‌نمودم و قوت در من باقی نماند و خرمی من به پژمردگی مبدل گردید ودیگر هیچ طاقت نداشتم. bible_en_fa In the first year of Darius the son of Ahasuerus, of the seed of the Medes, which was made king over the realm of the Chaldeans; اما آواز سخنانش راشنیدم و چون آواز کلام او را شنیدم به روی خودبر زمین افتاده، بیهوش گردیدم. bible_en_fa In the first year of his reign I Daniel understood by books the number of the years, whereof the word of the LORD came to Jeremiah the prophet, that he would accomplish seventy years in the desolations of Jerusalem. که ناگاه دستی مرا لمس نمود و مرا بر دو زانو و کف دستهایم برخیزانید. bible_en_fa And I set my face unto the Lord God, to seek by prayer and supplication, with fasting, and sackcloth, and ashes: و او مرا گفت: «ای دانیال مرد بسیارمحبوب! کلامی را که من به تو می‌گویم فهم کن وبر پایهای خود بایست زیرا که الان نزد تو فرستاده شده‌ام.» و چون این کلام را به من گفت لرزان بایستادم. bible_en_fa And I prayed unto the LORD my God, and made my confession, and said, O Lord, the great and dreadful God, keeping the covenant and mercy to them that love him, and to them that keep his commandments; و مرا گفت: «ای دانیال مترس زیرا از روزاول که دل خود را بر آن نهادی که بفهمی و به حضور خدای خود تواضع نمایی سخنان تومستجاب گردید و من به‌سبب سخنانت آمده‌ام. bible_en_fa We have sinned, and have committed iniquity, and have done wickedly, and have rebelled, even by departing from thy precepts and from thy judgments: اما رئیس مملکت فارس بیست و یک روز بامن مقاومت نمود و میکائیل که یکی از روسای اولین است به اعانت من آمد و من در آنجا نزدپادشاهان فارس ماندم. bible_en_fa Neither have we hearkened unto thy servants the prophets, which spake in thy name to our kings, our princes, and our fathers, and to all the people of the land. و من آمدم تا تو را ازآنچه در ایام آخر بر قوم تو واقع خواهد شداطلاع دهم زیرا که این‌رویا برای ایام طویل است.» bible_en_fa O Lord, righteousness belongeth unto thee, but unto us confusion of faces, as at this day; to the men of Judah, and to the inhabitants of Jerusalem, and unto all Israel, that are near, and that are far off, through all the countries whither thou hast driven them, because of their trespass that they have trespassed against thee. و چون اینگونه سخنان را به من گفته بود به روی خود بر زمین افتاده، گنگ شدم. bible_en_fa O Lord, to us belongeth confusion of face, to our kings, to our princes, and to our fathers, because we have sinned against thee. که ناگاه کسی به شبیه بنی آدم لبهایم را لمس نمود و من دهان خود را گشوده، متکلم شدم و به آن کسی‌که پیش من ایستاده بود گفتم: «ای آقایم از این‌رویادرد شدیدی مرا در‌گرفته است و دیگر هیچ قوت نداشتم. bible_en_fa To the Lord our God belong mercies and forgivenesses, though we have rebelled against him; پس چگونه بنده آقایم بتواند با آقایم گفتگو نماید و حال آنکه از آن وقت هیچ قوت درمن برقرار نبوده، بلکه نفس هم در من باقی نمانده است.» bible_en_fa Neither have we obeyed the voice of the LORD our God, to walk in his laws, which he set before us by his servants the prophets. پس شبیه انسانی بار دیگر مرا لمس نموده، تقویت داد، bible_en_fa Yea, all Israel have transgressed thy law, even by departing, that they might not obey thy voice; therefore the curse is poured upon us, and the oath that is written in the law of Moses the servant of God, because we have sinned against him. و گفت: «ای مرد بسیارمحبوب مترس! سلام بر تو باد و دلیر و قوی باش!» چون این را به من گفت تقویت یافتم و گفتم: «ای آقایم بگو زیرا که مرا قوت دادی.» bible_en_fa And he hath confirmed his words, which he spake against us, and against our judges that judged us, by bringing upon us a great evil: for under the whole heaven hath not been done as hath been done upon Jerusalem. پس گفت: «آیا می‌دانی که سبب آمدن من نزد توچیست؟ و الان برمی گردم تا با رئیس فارس جنگ نمایم و به مجرد بیرون رفتنم اینک رئیس یونان خواهد آمد.لیکن تو را از آنچه در کتاب حق مرقوم است اطلاع خواهم داد و کسی غیر ازرئیس شما میکائیل نیست که مرا به ضد اینها مددکند. bible_en_fa As it is written in the law of Moses, all this evil is come upon us: yet made we not our prayer before the LORD our God, that we might turn from our iniquities, and understand thy truth. لیکن تو را از آنچه در کتاب حق مرقوم است اطلاع خواهم داد و کسی غیر ازرئیس شما میکائیل نیست که مرا به ضد اینها مددکند. bible_en_fa Therefore hath the LORD watched upon the evil, and brought it upon us: for the LORD our God is righteous in all his works which he doeth: for we obeyed not his voice. ایستاده بودم تا او را استوار سازم وقوت دهم. bible_en_fa And now, O Lord our God, that hast brought thy people forth out of the land of Egypt with a mighty hand, and hast gotten thee renown, as at this day; we have sinned, we have done wickedly. «و الان تو را به راستی اعلام می‌نمایم. اینک سه پادشاه بعد از این در فارس خواهند برخاست و چهارمین از همه دولتمندتر خواهد بود و چون به‌سبب توانگری خویش قوی گردد همه را به ضد مملکت یونان برخواهد انگیخت. bible_en_fa O Lord, according to all thy righteousness, I beseech thee, let thine anger and thy fury be turned away from thy city Jerusalem, thy holy mountain: because for our sins, and for the iniquities of our fathers, Jerusalem and thy people are become a reproach to all that are about us. وپادشاهی جبار خواهد برخاست و بر مملکت عظیمی سلطنت خواهد نمود و برحسب اراده خود عمل خواهد کرد. bible_en_fa Now therefore, O our God, hear the prayer of thy servant, and his supplications, and cause thy face to shine upon thy sanctuary that is desolate, for the Lord's sake. و چون برخیزد سلطنت او شکسته خواهد شد و بسوی بادهای اربعه آسمان تقسیم خواهد گردید. اما نه به ذریت او ونه موافق استقلالی که او می‌داشت، زیرا که سلطنت او از ریشه‌کنده شده و به دیگران غیر ازایشان داده خواهد شد. bible_en_fa O my God, incline thine ear, and hear; open thine eyes, and behold our desolations, and the city which is called by thy name: for we do not present our supplications before thee for our righteousnesses, but for thy great mercies. و پادشاه جنوب با یکی از سرداران خود قوی شده، بر او غلبه خواهدیافت و سلطنت خواهد نمود و سلطنت اوسلطنت عظیمی خواهد بود. bible_en_fa O Lord, hear; O Lord, forgive; O Lord, hearken and do; defer not, for thine own sake, O my God: for thy city and thy people are called by thy name. و بعد از انقضای سالها ایشان همداستان خواهند شد و دختر پادشاه جنوب نزد پادشاه شمال آمده، با اومصالحه خواهد نمود. لیکن قوت بازوی خود رانگاه نخواهد داشت و او و بازویش برقرار نخواهدماند و آن دختر و آنانی که او را خواهند‌آورد وپدرش و آنکه او را تقویت خواهد نمود در آن زمان تسلیم خواهند شد. bible_en_fa And whiles I was speaking, and praying, and confessing my sin and the sin of my people Israel, and presenting my supplication before the LORD my God for the holy mountain of my God; «و کسی از رمونه های ریشه هایش در جای او خواهد برخاست و با لشکری آمده، به قلعه پادشاه شمال داخل خواهد شد و با ایشان (جنگ ) نموده، غلبه خواهد یافت. bible_en_fa Yea, whiles I was speaking in prayer, even the man Gabriel, whom I had seen in the vision at the beginning, being caused to fly swiftly, touched me about the time of the evening oblation. و خدایان وبتهای ریخته شده ایشان را نیز با ظروف گرانبهای ایشان از طلا و نقره به مصر به اسیری خواهد برد وسالهایی چند از پادشاه شمال دست خواهدبرداشت. bible_en_fa And he informed me, and talked with me, and said, O Daniel, I am now come forth to give thee skill and understanding. و به مملکت پادشاه جنوب داخل شده، باز به ولایت خود مراجعت خواهد نمود. bible_en_fa At the beginning of thy supplications the commandment came forth, and I am come to shew thee; for thou art greatly beloved: therefore understand the matter, and consider the vision. و پسرانش محاربه خواهند نمود و گروهی ازلشکرهای عظیم را جمع خواهند کرد و ایشان داخل شده، مثل سیل خواهند آمد و عبورخواهند نمود و برگشته، تا به قلعه او جنگ خواهند کرد. bible_en_fa Seventy weeks are determined upon thy people and upon thy holy city, to finish the transgression, and to make an end of sins, and to make reconciliation for iniquity, and to bring in everlasting righteousness, and to seal up the vision and prophecy, and to anoint the most Holy. و پادشاه جنوب خشمناک شده، بیرون خواهد آمد و با وی یعنی با پادشاه شمال جنگ خواهد نمود و وی گروه عظیمی برپاخواهد کرد و آن گروه به‌دست وی تسلیم خواهند شد. bible_en_fa Know therefore and understand, that from the going forth of the commandment to restore and to build Jerusalem unto the Messiah the Prince shall be seven weeks, and threescore and two weeks: the street shall be built again, and the wall, even in troublous times. و چون آن گروه برداشته شود، دلش مغرور خواهد شد و کرورها را هلاک خواهد ساخت اما قوت نخواهد یافت. bible_en_fa And after threescore and two weeks shall Messiah be cut off, but not for himself: and the people of the prince that shall come shall destroy the city and the sanctuary; and the end thereof shall be with a flood, and unto the end of the war desolations are determined. پس پادشاه شمال مراجعت کرده، لشکری عظیم تر ازاول برپا خواهد نمود و بعد از انقضای مدت سالهابا لشکر عظیمی و دولت فراوانی خواهد آمد. bible_en_fa And he shall confirm the covenant with many for one week: and in the midst of the week he shall cause the sacrifice and the oblation to cease, and for the overspreading of abominations he shall make it desolate, even until the consummation, and that determined shall be poured upon the desolate. و در آنوقت بسیاری با پادشاه جنوب مقاومت خواهند نمود و بعضی از ستمکیشان قوم توخویشتن را خواهند برافراشت تا رویا را ثابت نمایند اما ایشان خواهند افتاد. bible_en_fa In the third year of Cyrus king of Persia a thing was revealed unto Daniel, whose name was called Belteshazzar; and the thing was true, but the time appointed was long: and he understood the thing, and had understanding of the vision. «پس پادشاه شمال خواهد آمد و سنگرهابرپا نموده، شهر حصاردار را خواهد گرفت و نه افواج جنوب و نه برگزیدگان او یارای مقاومت خواهند داشت بلکه وی را هیچ یارای مقاومت نخواهد بود. bible_en_fa In those days I Daniel was mourning three full weeks. و آنکس که به ضد وی می‌آیدبرحسب رضامندی خود عمل خواهد نمود وکسی نخواهد بود که با وی مقاومت تواند نمودپس در فخر زمینها توقف خواهد نمود و آن به‌دست وی تلف خواهد شد. bible_en_fa I ate no pleasant bread, neither came flesh nor wine in my mouth, neither did I anoint myself at all, till three whole weeks were fulfilled. و عزیمت خواهدنمود که با قوت تمامی مملکت خویش داخل بشود و با وی مصالحه خواهد کرد و او دختر زنان را به وی خواهد داد تا آن را هلاک کند. اما او ثابت نخواهد ماند و از آن او نخواهد بود. bible_en_fa And in the four and twentieth day of the first month, as I was by the side of the great river, which is Hiddekel; پس بسوی جزیره‌ها توجه خواهد نمود و بسیاری ازآنها را خواهد گرفت. لیکن سرداری سرزنش او راباطل خواهد کرد، بلکه انتقام سرزنش او را از اوخواهد گرفت. bible_en_fa Then I lifted up mine eyes, and looked, and behold a certain man clothed in linen, whose loins were girded with fine gold of Uphaz: پس بسوی قلعه های زمین خویش توجه خواهد نمود اما لغزش خواهدخورد و افتاده، ناپدید خواهد شد. bible_en_fa His body also was like the beryl, and his face as the appearance of lightning, and his eyes as lamps of fire, and his arms and his feet like in colour to polished brass, and the voice of his words like the voice of a multitude. «پس در جای او عاملی خواهد برخاست که جلال سلطنت را از میان خواهد برداشت لیکن در اندک ایامی او نیز هلاک خواهد شد نه به غضب و نه به جنگ. bible_en_fa And I Daniel alone saw the vision: for the men that were with me saw not the vision; but a great quaking fell upon them, so that they fled to hide themselves. و در جای او حقیری خواهدبرخاست اما جلال سلطنت را به وی نخواهند دادو او ناگهان داخل شده، سلطنت را با حیله هاخواهد گرفت. bible_en_fa Therefore I was left alone, and saw this great vision, and there remained no strength in me: for my comeliness was turned in me into corruption, and I retained no strength. و سیل افواج و رئیس عهد نیزاز حضور او رفته و شکسته خواهند شد. bible_en_fa Yet heard I the voice of his words: and when I heard the voice of his words, then was I in a deep sleep on my face, and my face toward the ground. و ازوقتی که ایشان با وی همداستان شده باشند او به حیله رفتار خواهد کرد و با جمعی قلیل افراشته وبزرگ خواهد شد. bible_en_fa And, behold, an hand touched me, which set me upon my knees and upon the palms of my hands. و ناگهان به برومندترین بلادوارد شده، کارهایی را که نه پدرانش و نه پدران پدرانش کرده باشند بجا خواهد آورد و غارت وغنیمت و اموال را به ایشان بذل خواهد نمود و به ضد شهرهای حصاردار تدبیرها خواهد نمود، لیکن اندک زمانی خواهد بود. bible_en_fa And he said unto me, O Daniel, a man greatly beloved, understand the words that I speak unto thee, and stand upright: for unto thee am I now sent. And when he had spoken this word unto me, I stood trembling. و قوت و دل خود را با لشکر عظیمی به ضد پادشاه جنوب برخواهد انگیخت و پادشاه جنوب با فوجی بسیار عظیم و قوی تهیه جنگ خواهد دید امایارای مقاومت نخواهد داشت زیرا که به ضد اوتدبیرها خواهند نمود. bible_en_fa Then said he unto me, Fear not, Daniel: for from the first day that thou didst set thine heart to understand, and to chasten thyself before thy God, thy words were heard, and I am come for thy words. و آنانی که خوراک او رامی خورند او را شکست خواهند داد و لشکر اوتلف خواهد شد و بسیاری کشته خواهند افتاد. bible_en_fa But the prince of the kingdom of Persia withstood me one and twenty days: but, lo, Michael, one of the chief princes, came to help me; and I remained there with the kings of Persia. و دل این دو پادشاه به بدی مایل خواهد شد وبر یک سفره دروغ خواهند گفت، اما پیش نخواهد رفت زیرا که هنوز انتها برای وقت معین خواهد بود. bible_en_fa Now I am come to make thee understand what shall befall thy people in the latter days: for yet the vision is for many days. پس با اموال بسیار به زمین خودمراجعت خواهد کرد ودلش به ضد عهد مقدس جازم خواهد بود پس (برحسب اراده خود) عمل نموده، به زمین خود خواهد برگشت. bible_en_fa And when he had spoken such words unto me, I set my face toward the ground, and I became dumb. و دروقت معین مراجعت نموده، به زمین جنوب واردخواهد شد لیکن آخرش مثل اولش نخواهد بود. bible_en_fa And, behold, one like the similitude of the sons of men touched my lips: then I opened my mouth, and spake, and said unto him that stood before me, O my lord, by the vision my sorrows are turned upon me, and I have retained no strength. و کشتیها از کتیم به ضد او خواهند آمد لهذامایوس شده، رو خواهد تافت و به ضد عهدمقدس خشمناک شده، (برحسب اراده خود)عمل خواهد نمود و برگشته به آنانی که عهدمقدس را ترک می‌کنند توجه خواهد نمود. bible_en_fa For how can the servant of this my lord talk with this my lord? for as for me, straightway there remained no strength in me, neither is there breath left in me. وافواج از جانب او برخاسته، مقدس حصین رانجس خواهند نمود و قربانی سوختنی دایمی راموقوف کرده، رجاست ویرانی را برپا خواهندداشت. bible_en_fa Then there came again and touched me one like the appearance of a man, and he strengthened me, و آنانی را که به ضد عهد شرارت می‌ورزند با مکرها گمراه خواهد کرد. اما آنانی که خدای خویش را می‌شناسند قوی شده، (کارهای عظیم ) خواهند کرد. bible_en_fa And said, O man greatly beloved, fear not: peace be unto thee, be strong, yea, be strong. And when he had spoken unto me, I was strengthened, and said, Let my lord speak; for thou hast strengthened me. و حکیمان قوم بسیاری را تعلیم خواهند داد، لیکن ایامی چند به شمشیر و آتش و اسیری و تاراج خواهند افتاد. bible_en_fa Then said he, Knowest thou wherefore I come unto thee? and now will I return to fight with the prince of Persia: and when I am gone forth, lo, the prince of Grecia shall come. و چون بیفتند نصرت کمی خواهند یافت وبسیاری با فریب به ایشان ملحق خواهند شد. bible_en_fa But I will shew thee that which is noted in the scripture of truth: and there is none that holdeth with me in these things, but Michael your prince. وبعضی از حکیمان به جهت امتحان ایشان لغزش خواهند خورد که تا وقت آخر طاهر و سفیدبشوند زیرا که زمان معین هنوز نیست. bible_en_fa Also I in the first year of Darius the Mede, even I, stood to confirm and to strengthen him. «و آن پادشاه موافق اراده خود عمل نموده، خویشتن را بر همه خدایان افراشته و بزرگ خواهد نمود و به ضد خدای خدایان سخنان عجیب خواهد گفت و تا انتهای غضب کامیاب خواهد شد زیرا آنچه مقدر است به وقوع خواهدپیوست. bible_en_fa And now will I shew thee the truth. Behold, there shall stand up yet three kings in Persia; and the fourth shall be far richer than they all: and by his strength through his riches he shall stir up all against the realm of Grecia. و به خدای پدران خود و به فضیلت زنان اعتنا نخواهد نمود، بلکه بهیچ خدا اعتنانخواهد نمود زیرا خویشتن را از همه بلندترخواهد شمرد. bible_en_fa And a mighty king shall stand up, that shall rule with great dominion, and do according to his will. و در جای او خدای قلعه‌ها راتکریم خواهد نمود و خدایی را که پدرانش او رانشناختند با طلا و نقره و سنگهای گرانبها ونفایس تکریم خواهد نمود. bible_en_fa And when he shall stand up, his kingdom shall be broken, and shall be divided toward the four winds of heaven; and not to his posterity, nor according to his dominion which he ruled: for his kingdom shall be plucked up, even for others beside those. و با قلعه های حصین مثل خدای بیگانه عمل خواهد نمود وآنانی را که بدو اعتراف نمایند در جلال ایشان خواهد افزود و ایشان را بر اشخاص بسیار تسلطخواهد داد و زمین را برای اجرت (ایشان ) تقسیم خواهد نمود. bible_en_fa And the king of the south shall be strong, and one of his princes; and he shall be strong above him, and have dominion; his dominion shall be a great dominion. «و در زمان آخر پادشاه جنوب با وی مقاتله خواهد نمود و پادشاه شمال با ارابه‌ها و سواران و کشتیهای بسیار مانند گردباد به ضد اوخواهد آمد و به زمینها سیلان کرده، از آنها عبورخواهد کرد. bible_en_fa And in the end of years they shall join themselves together; for the king's daughter of the south shall come to the king of the north to make an agreement: but she shall not retain the power of the arm; neither shall he stand, nor his arm: but she shall be given up, and they that brought her, and he that begat her, and he that strengthened her in these times. و به فخر زمینها وارد خواهد شدو بسیاری خواهند افتاد اما اینان یعنی ادوم وموآب و روسای بنی عمون از دست او خلاصی خواهند یافت. bible_en_fa But out of a branch of her roots shall one stand up in his estate, which shall come with an army, and shall enter into the fortress of the king of the north, and shall deal against them, and shall prevail: و دست خود را بر کشورهادراز خواهد کرد و زمین مصر رهایی نخواهدیافت. bible_en_fa And shall also carry captives into Egypt their gods, with their princes, and with their precious vessels of silver and of gold; and he shall continue more years than the king of the north. و بر خزانه های طلا و نقره و بر همه نفایس مصر استیلا خواهد یافت و لبیان وحبشیان در موکب او خواهند بود. bible_en_fa So the king of the south shall come into his kingdom, and shall return into his own land. لیکن اخباراز مشرق و شمال او را مضطرب خواهد ساخت، لهذا با خشم عظیمی بیرون رفته، اشخاص بسیاری را تباه کرده، بالکل هلاک خواهد ساخت.و خیمه های ملوکانه خود را در کوه مجیدمقدس در میان دو دریا برپا خواهد نمود، لیکن به اجل خود خواهد رسید و معینی نخواهد داشت. bible_en_fa But his sons shall be stirred up, and shall assemble a multitude of great forces: and one shall certainly come, and overflow, and pass through: then shall he return, and be stirred up, even to his fortress. و خیمه های ملوکانه خود را در کوه مجیدمقدس در میان دو دریا برپا خواهد نمود، لیکن به اجل خود خواهد رسید و معینی نخواهد داشت. bible_en_fa And the king of the south shall be moved with choler, and shall come forth and fight with him, even with the king of the north: and he shall set forth a great multitude; but the multitude shall be given into his hand. «و در آن زمان میکائیل، امیر عظیمی که برای پسران قوم تو ایستاده است خواهد برخاست و چنان زمان تنگی خواهد شدکه از حینی که امتی به وجود آمده است تا امروزنبوده و در آنزمان هر یک از قوم تو که در دفترمکتوب یافت شود رستگار خواهد شد. bible_en_fa And when he hath taken away the multitude, his heart shall be lifted up; and he shall cast down many ten thousands: but he shall not be strengthened by it. وبسیاری از آنانی که در خاک زمین خوابیده اندبیدار خواهند شد، اما اینان به جهت حیات جاودانی و آنان به جهت خجالت و حقارت جاودانی. bible_en_fa For the king of the north shall return, and shall set forth a multitude greater than the former, and shall certainly come after certain years with a great army and with much riches. و حکیمان مثل روشنایی افلاک خواهند درخشید و آنانی که بسیاری را به راه عدالت رهبری می‌نمایند مانند ستارگان خواهندبود تا ابدالاباد. bible_en_fa And in those times there shall many stand up against the king of the south: also the robbers of thy people shall exalt themselves to establish the vision; but they shall fall. اما تو‌ای دانیال کلام را مخفی دار و کتاب را تا زمان آخر مهر کن. بسیاری بسرعت تردد خواهند نمود و علم افزوده خواهدگردید.» bible_en_fa So the king of the north shall come, and cast up a mount, and take the most fenced cities: and the arms of the south shall not withstand, neither his chosen people, neither shall there be any strength to withstand. پس من دانیال نظر کردم و اینک دو نفر دیگریکی به اینطرف و دیگری به آنطرف نهر ایستاده بودند. bible_en_fa But he that cometh against him shall do according to his own will, and none shall stand before him: and he shall stand in the glorious land, which by his hand shall be consumed. و یکی از ایشان به آن مرد ملبس به کتان که بالای آبهای نهر ایستاده بود گفت: «انتهای این عجایب تا بکی خواهد بود؟» bible_en_fa He shall also set his face to enter with the strength of his whole kingdom, and upright ones with him; thus shall he do: and he shall give him the daughter of women, corrupting her: but she shall not stand on his side, neither be for him. و آن مرد ملبس به کتان را که بالای آبهای نهر ایستاده بود شنیدم که دست راست و دست چپ خود را بسوی آسمان برافراشته، به حی ابدی قسم خورد که برای زمانی و دو زمان و نصف زمان خواهد بود و چون پراکندگی قوت قوم مقدس به انجام رسد، آنگاه همه این امور به اتمام خواهد رسید. bible_en_fa After this shall he turn his face unto the isles, and shall take many: but a prince for his own behalf shall cause the reproach offered by him to cease; without his own reproach he shall cause it to turn upon him. و من شنیدم اما درک نکردم پس گفتم: «ای آقایم آخر این امور چه خواهد بود؟» bible_en_fa Then he shall turn his face toward the fort of his own land: but he shall stumble and fall, and not be found. او جواب داد که «ای دانیال برو زیرا این کلام تا زمان آخرمخفی و مختوم شده است. bible_en_fa Then shall stand up in his estate a raiser of taxes in the glory of the kingdom: but within few days he shall be destroyed, neither in anger, nor in battle. بسیاری طاهر وسفید و مصفی خواهند گردید و شریران شرارت خواهند ورزید و هیچ کدام از شریران نخواهندفهمید لیکن حکیمان خواهند فهمید. bible_en_fa And in his estate shall stand up a vile person, to whom they shall not give the honour of the kingdom: but he shall come in peaceably, and obtain the kingdom by flatteries. و ازهنگام موقوف شدن قربانی دایمی و نصب نمودن رجاست ویرانی، هزار و دویست و نود روزخواهد بود.خوشابه‌حال آنکه انتظار کشد و به هزار و سیصد و سی و پنج روز برسد. bible_en_fa And with the arms of a flood shall they be overflown from before him, and shall be broken; yea, also the prince of the covenant. خوشابه‌حال آنکه انتظار کشد و به هزار و سیصد و سی و پنج روز برسد. bible_en_fa And after the league made with him he shall work deceitfully: for he shall come up, and shall become strong with a small people. آحاز و حزقیا پادشاهان یهودا و در ایام یربعام بن یوآش پادشاه اسرائیل، بر هوشع بن بئیری نازل شد. bible_en_fa He shall enter peaceably even upon the fattest places of the province; and he shall do that which his fathers have not done, nor his fathers' fathers; he shall scatter among them the prey, and spoil, and riches: yea, and he shall forecast his devices against the strong holds, even for a time. ابتدای کلام خداوند به هوشع. خداوند به هوشع گفت: «برو و زنی زانیه و اولاد زناکار برای خود بگیر زیرا که این زمین از خداوند برگشته، سخت زناکار شده‌اند.» bible_en_fa And he shall stir up his power and his courage against the king of the south with a great army; and the king of the south shall be stirred up to battle with a very great and mighty army; but he shall not stand: for they shall forecast devices against him. پس رفت و جومر دختردبلایم را گرفت و او حامله شده، پسری برایش زایید. bible_en_fa Yea, they that feed of the portion of his meat shall destroy him, and his army shall overflow: and many shall fall down slain. و خداوند وی را گفت: «او را یزرعیل نام بنه زیرا که بعد از اندک زمانی انتقام خون یزرعیل را از خاندان ییهو خواهم گرفت و مملکت خاندان اسرائیل را تلف خواهم ساخت. bible_en_fa And both these kings' hearts shall be to do mischief, and they shall speak lies at one table; but it shall not prosper: for yet the end shall be at the time appointed. و در آن روزکمان اسرائیل را در وادی یزرعیل خواهم شکست.» bible_en_fa Then shall he return into his land with great riches; and his heart shall be against the holy covenant; and he shall do exploits, and return to his own land. پس بار دیگر حامله شده، دختری زایید و اووی را گفت: «او را لوروحامه نام بگذار، زیرا باردیگر بر خاندان اسرائیل رحمت نخواهم فرمود، بلکه ایشان را از میان بالکل خواهم برداشت. bible_en_fa At the time appointed he shall return, and come toward the south; but it shall not be as the former, or as the latter. لیکن بر خاندان یهودا رحمت خواهم فرمود وایشان را به یهوه خدای ایشان نجات خواهم داد وایشان را به کمان و شمشیر و جنگ و اسبان وسواران نخواهم رهانید.» bible_en_fa For the ships of Chittim shall come against him: therefore he shall be grieved, and return, and have indignation against the holy covenant: so shall he do; he shall even return, and have intelligence with them that forsake the holy covenant. و چون لوروحامه را از شیر بازداشته بود، حامله شده، پسری زایید. bible_en_fa And arms shall stand on his part, and they shall pollute the sanctuary of strength, and shall take away the daily sacrifice, and they shall place the abomination that maketh desolate. و او گفت: «نام او رالوعمی بخوان زیرا که شما قوم من نیستید و من (خدای ) شما نیستم. bible_en_fa And such as do wickedly against the covenant shall he corrupt by flatteries: but the people that do know their God shall be strong, and do exploits. لیکن شماره بنی‌اسرائیل مثل ریگ دریا خواهد بود که نتوان پیمود و نتوان شمرد و در مکانی که به ایشان گفته می‌شد شماقوم من نیستید، در آنجا گفته خواهد شد پسران خدای حی می‌باشید.و بنی یهودا وبنی‌اسرائیل با هم جمع خواهند شد و یک رئیس به جهت خود نصب نموده، از آن زمین برخواهندآمد زیرا که روز یزرعیل، روز عظیمی خواهدبود.» bible_en_fa And they that understand among the people shall instruct many: yet they shall fall by the sword, and by flame, by captivity, and by spoil, many days. و بنی یهودا وبنی‌اسرائیل با هم جمع خواهند شد و یک رئیس به جهت خود نصب نموده، از آن زمین برخواهندآمد زیرا که روز یزرعیل، روز عظیمی خواهدبود.» bible_en_fa Now when they shall fall, they shall be holpen with a little help: but many shall cleave to them with flatteries. به برادران خود عمی بگویید و به خواهران خویش روحامه! bible_en_fa And some of them of understanding shall fall, to try them, and to purge, and to make them white, even to the time of the end: because it is yet for a time appointed. محاجه نمایید! با مادرخود محاجه نمایید زیرا که او زن من نیست و من شوهر او نیستم. لهذا زنای خود را از پیش رویش و فاحشگی خویش را از میان پستانهایش رفع بنماید. bible_en_fa And the king shall do according to his will; and he shall exalt himself, and magnify himself above every god, and shall speak marvellous things against the God of gods, and shall prosper till the indignation be accomplished: for that that is determined shall be done. مبادا رخت او را کنده، وی را برهنه نمایم و او را مثل روز ولادتش گردانیده، مانندبیابان واگذارم و مثل زمین خشک گردانیده، به تشنگی بکشم. bible_en_fa Neither shall he regard the God of his fathers, nor the desire of women, nor regard any god: for he shall magnify himself above all. و بر پسرانش رحمت نخواهم فرمود چونکه فرزندان زنا می‌باشند. bible_en_fa But in his estate shall he honour the God of forces: and a god whom his fathers knew not shall he honour with gold, and silver, and with precious stones, and pleasant things. زیرا مادرایشان زنا نموده و والده ایشان بی‌شرمی کرده است که گفت: «در عقب عاشقان خود که نان وآب و پشم و کتان و روغن و شربت به من داده اندخواهم رفت.» bible_en_fa Thus shall he do in the most strong holds with a strange god, whom he shall acknowledge and increase with glory: and he shall cause them to rule over many, and shall divide the land for gain. بنابراین، راه تو را به خارهاخواهم بست و گرد او دیواری بنا خواهم نمود تاراههای خود را نیابد. bible_en_fa And at the time of the end shall the king of the south push at him: and the king of the north shall come against him like a whirlwind, with chariots, and with horsemen, and with many ships; and he shall enter into the countries, and shall overflow and pass over. و هر‌چند عاشقان خود راتعاقب نماید به ایشان نخواهد رسید و هر‌چندایشان را بطلبد نخواهد یافت. پس خواهد گفت: «می‌روم و نزد شوهر نخستین خود برمی گردم زیرا در آنوقت از کنون مرا خوشتر می‌گذشت.» bible_en_fa He shall enter also into the glorious land, and many countries shall be overthrown: but these shall escape out of his hand, even Edom, and Moab, and the chief of the children of Ammon. اما او نمی دانست که من بودم که گندم و شیره و روغن را به او می‌دادم و نقره و طلایی را که برای بعل صرف می‌کردند برایش می‌افزودم. bible_en_fa He shall stretch forth his hand also upon the countries: and the land of Egypt shall not escape. پس من گندم خود را در فصلش و شیره خویش را درموسمش باز خواهم گرفت و پشم و کتان خود راکه می‌بایست برهنگی او را بپوشاند برخواهم داشت. bible_en_fa But he shall have power over the treasures of gold and of silver, and over all the precious things of Egypt: and the Libyans and the Ethiopians shall be at his steps. و الان قباحت او را به نظر عاشقانش منکشف خواهم ساخت و احدی او را از دست من نخواهد رهانید. bible_en_fa But tidings out of the east and out of the north shall trouble him: therefore he shall go forth with great fury to destroy, and utterly to make away many. و تمامی شادی او و عیدهاو هلالها و سبت‌ها و جمیع مواسمش را موقوف خواهم ساخت. bible_en_fa And he shall plant the tabernacles of his palace between the seas in the glorious holy mountain; yet he shall come to his end, and none shall help him. و موها و انجیرهایش را که گفته بود اینها اجرت من می‌باشد که عاشقانم به من داده‌اند، ویران خواهم ساخت و آنها را جنگل خواهم گردانید تا حیوانات صحرا آنها را بخورند. bible_en_fa And at that time shall Michael stand up, the great prince which standeth for the children of thy people: and there shall be a time of trouble, such as never was since there was a nation even to that same time: and at that time thy people shall be delivered, every one that shall be found written in the book. و خداوند می‌گوید که انتقام روزهای بعلیم را از او خواهم کشید که برای آنها بخورمی سوزانید و خویشتن را به گوشوارها وزیورهای خود آرایش داده، از عقب عاشقان خودمی رفت و مرا فراموش کرده بود. bible_en_fa And many of them that sleep in the dust of the earth shall awake, some to everlasting life, and some to shame and everlasting contempt. بنابراین اینک او را فریفته، به بیابان خواهم آورد و سخنان دلاویز به او خواهم گفت. bible_en_fa And they that be wise shall shine as the brightness of the firmament; and they that turn many to righteousness as the stars for ever and ever. و تاکستانهایش را از آنجا به وی خواهم داد و وادی عخور را به دروازه امید (مبدل خواهم ساخت ) و در آنجا مانند ایام جوانی‌اش و مثل روز بیرون آمدنش از زمین مصرخواهد سرایید. bible_en_fa But thou, O Daniel, shut up the words, and seal the book, even to the time of the end: many shall run to and fro, and knowledge shall be increased. و خداوند می‌گوید که «در آن روز مراایشی (یعنی شوهر من ) خواهد خواند و دیگر مرابعلی نخواهد گفت، bible_en_fa Then I Daniel looked, and, behold, there stood other two, the one on this side of the bank of the river, and the other on that side of the bank of the river. زیرا که نامهای بعلیم را ازدهانش دور خواهم کرد که بار دیگر به نامهای خود مذکور نشوند. bible_en_fa And one said to the man clothed in linen, which was upon the waters of the river, How long shall it be to the end of these wonders? و در آن روز به جهت ایشان با حیوانات صحرا و مرغان هوا و حشرات زمین عهد خواهم بست و کمان و شمشیر و جنگ را از زمین خواهم شکست و ایشان را به امنیت خواهم خوابانید. bible_en_fa And I heard the man clothed in linen, which was upon the waters of the river, when he held up his right hand and his left hand unto heaven, and sware by him that liveth for ever that it shall be for a time, times, and an half; and when he shall have accomplished to scatter the power of the holy people, all these things shall be finished. و تو را تا به ابد نامزد خودخواهم ساخت و تو را به عدالت و انصاف و رافت و رحمانیت نامزد خود خواهم گردانید. bible_en_fa And I heard, but I understood not: then said I, O my Lord, what shall be the end of these things? وچون تو را به امانت نامزد خود ساختم آنگاه یهوه را خواهی شناخت.» bible_en_fa And he said, Go thy way, Daniel: for the words are closed up and sealed till the time of the end. و خداوند می‌گوید: «من خطاب خواهم کرد، آسمانها را خطاب خواهم کرد و آنها زمین راخطاب خواهند کرد. bible_en_fa Many shall be purified, and made white, and tried; but the wicked shall do wickedly: and none of the wicked shall understand; but the wise shall understand. و زمین گندم و شیره وروغن را خطاب خواهد کرد و آنها یزرعیل راخطاب خواهند کرد.و او را برای خود درزمین خواهم کشت و بر لوروحامه رحمت خواهم فرمود و به لوعمی خواهم گفت تو قوم من هستی و او جواب خواهد داد تو خدای من می‌باشی.» bible_en_fa And from the time that the daily sacrifice shall be taken away, and the abomination that maketh desolate set up, there shall be a thousand two hundred and ninety days. و او را برای خود درزمین خواهم کشت و بر لوروحامه رحمت خواهم فرمود و به لوعمی خواهم گفت تو قوم من هستی و او جواب خواهد داد تو خدای من می‌باشی.» bible_en_fa Blessed is he that waiteth, and cometh to the thousand three hundred and five and thirty days. و خداوند مرا گفت: «بار دیگر برو و زنی راکه محبوبه شوهر خود و زانیه می‌باشد دوست بدار، چنانکه خداوند بنی‌اسرائیل رادوست می‌دارد با آنکه ایشان به خدایان غیر مایل می‌باشند و قرصهای کشمش را دوست می‌دارند.» bible_en_fa But go thou thy way till the end be: for thou shalt rest, and stand in thy lot at the end of the days. پس او را برای خود به پانزده مثقال نقره و یک حومر و نصف حومر جو خریدم، bible_en_fa The word of the LORD that came unto Hosea, the son of Beeri, in the days of Uzziah, Jotham, Ahaz, and Hezekiah, kings of Judah, and in the days of Jeroboam the son of Joash, king of Israel. واو را گفتم: «برای من روزهای بسیار توقف خواهی نمود و زنا مکن و از آن مرد دیگر مباش ومن نیز از آن تو خواهم بود.» bible_en_fa The beginning of the word of the LORD by Hosea. And the LORD said to Hosea, Go, take unto thee a wife of whoredoms and children of whoredoms: for the land hath committed great whoredom, departing from the LORD. زیرا که بنی‌اسرائیل ایام بسیاری بدون پادشاه و بدون رئیس و بدون قربانی و بدون تمثال و بدون ایفود و ترافیم خواهند ماند.و بعد از آن بنی‌اسرائیل بازگشت نموده، یهوه خدای خویش و پادشاه خود داود را خواهند طلبید و در ایام بازپسین بسوی خداوند و احسان او با ترس خواهند آمد. bible_en_fa So he went and took Gomer the daughter of Diblaim; which conceived, and bare him a son. و بعد از آن بنی‌اسرائیل بازگشت نموده، یهوه خدای خویش و پادشاه خود داود را خواهند طلبید و در ایام بازپسین بسوی خداوند و احسان او با ترس خواهند آمد. bible_en_fa And the LORD said unto him, Call his name Jezreel; for yet a little while, and I will avenge the blood of Jezreel upon the house of Jehu, and will cause to cease the kingdom of the house of Israel. ای بنی‌اسرائیل کلام خداوند را بشنویدزیرا خداوند را با ساکنان زمین محاکمه‌ای است چونکه نه راستی و نه رافت و نه معرفت خدادر زمین می‌باشد. bible_en_fa And it shall come to pass at that day, that I will break the bow of Israel in the valley of Jezreel. بلکه لعنت و دروغ و قتل ودزدی و زناکاری. و تعدی می‌نمایند و خونریزی به خونریزی ملحق می‌شود. bible_en_fa And she conceived again, and bare a daughter. And God said unto him, Call her name Lo-ruhamah: for I will no more have mercy upon the house of Israel; but I will utterly take them away. بنابراین، زمین ماتم می‌کند و همه ساکنانش با حیوانات صحرا ومرغان هوا کاهیده می‌شوند و ماهیان دریا نیز تلف می‌گردند. bible_en_fa But I will have mercy upon the house of Judah, and will save them by the LORD their God, and will not save them by bow, nor by sword, nor by battle, by horses, nor by horsemen. اما احدی مجادله ننماید و احدی توبیخ نکند، زیرا که قوم تو مثل مجادله کنندگان باکاهنان می‌باشند. bible_en_fa Now when she had weaned Lo-ruhamah, she conceived, and bare a son. و تو در وقت روز خواهی لغزید و نبی نیز با تو در وقت شب خواهد لغزید ومن مادر تو را هلاک خواهم ساخت. bible_en_fa Then said God, Call his name Lo-ammi: for ye are not my people, and I will not be your God. قوم من از عدم معرفت هلاک شده‌اند. چونکه تو معرفت را ترک نمودی من نیز تو را ترک نمودم که برای من کاهن نشوی و چونکه شریعت خدای خود را فراموش کردی من نیز فرزندان تورا فراموش خواهم نمود. bible_en_fa Yet the number of the children of Israel shall be as the sand of the sea, which cannot be measured nor numbered; and it shall come to pass, that in the place where it was said unto them, Ye are not my people, there it shall be said unto them, Ye are the sons of the living God. هر قدر که ایشان افزوده شدند، همان قدر به من گناه ورزیدند. پس جلال ایشان را به رسوایی مبدل خواهم ساخت. bible_en_fa Then shall the children of Judah and the children of Israel be gathered together, and appoint themselves one head, and they shall come up out of the land: for great shall be the day of Jezreel. گناه قوم مرا خوراک خود ساختند و دل خویش را به عصیان ایشان مشغول نمودند. bible_en_fa Say ye unto your brethren, Ammi; and to your sisters, Ru-hamah. و کاهنان مثل قوم خواهند بود و عقوبت راههای ایشان رابر ایشان خواهم رسانید و جزای اعمال ایشان رابه ایشان خواهم داد. bible_en_fa Plead with your mother, plead: for she is not my wife, neither am I her husband: let her therefore put away her whoredoms out of her sight, and her adulteries from between her breasts; و خواهند خورد اما سیرنخواهد شد و زنا خواهند کرد، اما افزوده نخواهند گردید زیرا که عبادت خداوند را ترک نموده‌اند. bible_en_fa Lest I strip her naked, and set her as in the day that she was born, and make her as a wilderness, and set her like a dry land, and slay her with thirst. زنا و شراب و شیره دل ایشان رامی رباید. bible_en_fa And I will not have mercy upon her children; for they be the children of whoredoms. قوم من از چوب خود مسئلت می‌کنند وعصای ایشان بدیشان خبر می‌دهد. زیرا که روح زناکاری ایشان را گمراه کرده است و از اطاعت خدای خود زنا کرده‌اند. bible_en_fa For their mother hath played the harlot: she that conceived them hath done shamefully: for she said, I will go after my lovers, that give me my bread and my water, my wool and my flax, mine oil and my drink. بر قله های کوههاقربانی می‌گذرانند و بر تلها زیر درختان بلوط وسفیددار و ون، چونکه سایه خوب دارد، بخورمی سوزانند. از این جهت دختران شما زنامی کنند و عروسهای شما فاحشه گری می‌نمایند. bible_en_fa Therefore, behold, I will hedge up thy way with thorns, and make a wall, that she shall not find her paths. و من دختران شما را حینی که زنا می‌کنند وعروسهای شما را حینی که فاحشه گری می‌نمایند سزا نخواهم داد زیرا که خود ایشان بازانیه‌ها عزلت می‌گزینند و با فاحشه‌ها قربانی می‌گذرانند. پس قومی که فهم ندارند خواهندافتاد. bible_en_fa And she shall follow after her lovers, but she shall not overtake them; and she shall seek them, but shall not find them: then shall she say, I will go and return to my first husband; for then was it better with me than now. ‌ای اسرائیل اگر تو زنا می‌کنی، یهودامرتکب جرم نشود. پس به جلجال نروید و به بیت آون برنیایید و به حیات یهوه قسم نخورید. bible_en_fa For she did not know that I gave her corn, and wine, and oil, and multiplied her silver and gold, which they prepared for Baal. به درستی که اسرائیل مثل گاو سرکش، سرکشی نموده است. الان خداوند ایشان را مثل بره‌ها درمرتع وسیع خواهد چرانید. bible_en_fa Therefore will I return, and take away my corn in the time thereof, and my wine in the season thereof, and will recover my wool and my flax given to cover her nakedness. افرایم به بتهاملصق شده است؛ پس او را واگذارید. bible_en_fa And now will I discover her lewdness in the sight of her lovers, and none shall deliver her out of mine hand. حینی که بزم ایشان تمام شود مرتکب زنا می‌شوند وحاکمان ایشان افتضاح را بسیار دوست می‌دارند.باد ایشان را در بالهای خود فرو خواهد پیچیدو ایشان از قربانی های خویش خجل خواهندشد. bible_en_fa I will also cause all her mirth to cease, her feast days, her new moons, and her sabbaths, and all her solemn feasts. باد ایشان را در بالهای خود فرو خواهد پیچیدو ایشان از قربانی های خویش خجل خواهندشد. bible_en_fa And I will destroy her vines and her fig trees, whereof she hath said, These are my rewards that my lovers have given me: and I will make them a forest, and the beasts of the field shall eat them. ای کاهنان این را بشنوید و‌ای خاندان اسرائیل اصغا نمایید و‌ای خاندان پادشاهان گوش گیرید، زیرا که این فتوی برای شماست چونکه شما در مصفه دام شدید و توری گسترده شده، بر تابور. bible_en_fa And I will visit upon her the days of Baalim, wherein she burned incense to them, and she decked herself with her earrings and her jewels, and she went after her lovers, and forgat me, saith the LORD. عاصیان در کشتار مبالغه نموده‌اند؛ پس من همگی ایشان را تادیب خواهم نمود. bible_en_fa Therefore, behold, I will allure her, and bring her into the wilderness, and speak comfortably unto her. من افرایم را می‌شناسم و اسرائیل از من مخفی نیست زیرا که حال، تو‌ای افرایم مرتکب زنا شده‌ای و اسرائیل خویشتن را نجس ساخته است. bible_en_fa And I will give her her vineyards from thence, and the valley of Achor for a door of hope: and she shall sing there, as in the days of her youth, and as in the day when she came up out of the land of Egypt. کارهای ایشان مانع می‌شود که بسوی خدا بازگشت نمایند چونکه روح زناکاری درقلب ایشان است و خداوند را نمی شناسند. bible_en_fa And it shall be at that day, saith the LORD, that thou shalt call me Ishi; and shalt call me no more Baali. وفخر اسرائیل پیش روی ایشان شهادت می‌دهد. اسرائیل و افرایم در گناه خود می‌لغزند و یهودانیز همراه ایشان خواهد لغزید. bible_en_fa For I will take away the names of Baalim out of her mouth, and they shall no more be remembered by their name. گوسفندان وگاوان خود را می‌آورند تا خداوند را بطلبند، اما اورا نخواهند یافت چونکه خود را از ایشان دورساخته است. bible_en_fa And in that day will I make a covenant for them with the beasts of the field, and with the fowls of heaven, and with the creeping things of the ground: and I will break the bow and the sword and the battle out of the earth, and will make them to lie down safely. به خداوند خیانت ورزیده‌اند زیرافرزندان اجنبی تولید نموده‌اند. الان هلالها ایشان را با ملکهای ایشان خواهد بلعید. bible_en_fa And I will betroth thee unto me for ever; yea, I will betroth thee unto me in righteousness, and in judgment, and in lovingkindness, and in mercies. در جبعه کرنا و در رامه سرنا بنوازید و دربیت آون صدا بزنید در عقب تو‌ای بنیامین. bible_en_fa I will even betroth thee unto me in faithfulness: and thou shalt know the LORD. افرایم در روز عتاب خراب خواهد شد. در میان اسباط اسرائیل به یقین اعلام نمودم. bible_en_fa And it shall come to pass in that day, I will hear, saith the LORD, I will hear the heavens, and they shall hear the earth; سروران اسرائیل مثل نقل کنندگان حدود می‌باشند. پس خشم خویش را مثل آب بر ایشان خواهم ریخت. bible_en_fa And the earth shall hear the corn, and the wine, and the oil; and they shall hear Jezreel. افرایم مقهور شده و در داوری کوفته گردیده است زیرا که به پیروی تقالید خرسندمی باشد. bible_en_fa And I will sow her unto me in the earth; and I will have mercy upon her that had not obtained mercy; and I will say to them which were not my people, Thou art my people; and they shall say, Thou art my God. بنابراین من برای افرایم مثل بیدشده‌ام و برای خاندان یهودا مانند پوسیدگی. bible_en_fa Then said the LORD unto me, Go yet, love a woman beloved of her friend, yet an adulteress, according to the love of the LORD toward the children of Israel, who look to other gods, and love flagons of wine. چون افرایم بیماری خود را و یهودا جراحت خویش را دیدند، افرایم به آشور رفته و نزدپادشاهی که دشمن بود فرستاده است اما او شمارا شفا نمی تواند داد و جراحت شما را التیام نتواند نمود. bible_en_fa So I bought her to me for fifteen pieces of silver, and for an homer of barley, and an half homer of barley: و من برای افرایم مثل شیر و برای خاندان یهودا مانند شیر ژیان خواهم بود. من خودم خواهم درید و رفته خواهم ربود ورهاننده‌ای نخواهد بود.من روانه شده، به مکان خود خواهم برگشت تا ایشان به عصیان خوداعتراف نموده، روی مرا بطلبند. در تنگی خودصبح زود مرا خواهند طلبید. bible_en_fa And I said unto her, Thou shalt abide for me many days; thou shalt not play the harlot, and thou shalt not be for another man: so will I also be for thee. من روانه شده، به مکان خود خواهم برگشت تا ایشان به عصیان خوداعتراف نموده، روی مرا بطلبند. در تنگی خودصبح زود مرا خواهند طلبید. bible_en_fa For the children of Israel shall abide many days without a king, and without a prince, and without a sacrifice, and without an image, and without an ephod, and without teraphim: بیایید نزد خداوند بازگشت نماییم زیرا که او دریده است و ما را شفا خواهد داد؛ اوزده است و ما را شکسته بندی خواهد نمود. bible_en_fa Afterward shall the children of Israel return, and seek the LORD their God, and David their king; and shall fear the LORD and his goodness in the latter days. بعداز دو روز ما را زنده خواهد کرد. در روز سوم ما راخواهد برخیزانید و در حضور او زیست خواهیم نمود. bible_en_fa Hear the word of the LORD, ye children of Israel: for the LORD hath a controversy with the inhabitants of the land, because there is no truth, nor mercy, nor knowledge of God in the land. پس خداوند را بشناسیم و به جد و جهدمعرفت او را تعاقب نماییم. طلوع او مثل فجریقین است و بر ما مثل باران و مانند باران آخر که زمین را سیراب می‌کند خواهد آمد. bible_en_fa By swearing, and lying, and killing, and stealing, and committing adultery, they break out, and blood toucheth blood. ‌ای افرایم با تو چه کنم؟ ای یهودا با تو چه کنم؟ زیرا نیکویی تو مثل ابرهای صبح و مانند شبنم است که بزودی می‌گذرد. bible_en_fa Therefore shall the land mourn, and every one that dwelleth therein shall languish, with the beasts of the field, and with the fowls of heaven; yea, the fishes of the sea also shall be taken away. بنابراین من ایشان را بوسیله انبیا قطع نمودم و به سخنان دهان خود ایشان را کشتم و داوری من مثل نور ساطع می‌شود. bible_en_fa Yet let no man strive, nor reprove another: for thy people are as they that strive with the priest. زیرا که رحمت را پسند کردم و نه قربانی را و معرفت خدا را بیشتر از قربانی های سوختنی. bible_en_fa Therefore shalt thou fall in the day, and the prophet also shall fall with thee in the night, and I will destroy thy mother. اما ایشان مثل آدم از عهد تجاوزنمودند و درآنجا به من خیانت ورزیدند. bible_en_fa My people are destroyed for lack of knowledge: because thou hast rejected knowledge, I will also reject thee, that thou shalt be no priest to me: seeing thou hast forgotten the law of thy God, I will also forget thy children. جلعادشهر گناهکاران و خون آلود است. bible_en_fa As they were increased, so they sinned against me: therefore will I change their glory into shame. و چنانکه رهزنان برای مردم در کمین می‌باشند، همچنان جمعیت کاهنان در راه شکیم می‌کشند زیرا که ایشان مرتکب قباحت شده‌اند. bible_en_fa They eat up the sin of my people, and they set their heart on their iniquity. در خاندان اسرائیل عملی هولناک دیدم: افرایم در آنجامرتکب زنا شده، اسرائیل خویشتن را نجس ساخته است.و برای تو نیز‌ای یهودا حصادی معین شده است هنگامی که اسیری قوم خود راخواهم برگردانید. bible_en_fa And there shall be, like people, like priest: and I will punish them for their ways, and reward them their doings. و برای تو نیز‌ای یهودا حصادی معین شده است هنگامی که اسیری قوم خود راخواهم برگردانید. bible_en_fa For they shall eat, and not have enough: they shall commit whoredom, and shall not increase: because they have left off to take heed to the LORD. چون اسرائیل را شفا می‌دادم، آنگاه گناه افرایم و شرارت سامره منکشف گردید، زیرا که مرتکب فریب شده‌اند. دزدان داخل می‌شوند و رهزنان در بیرون تاراج می‌نمایند. bible_en_fa Whoredom and wine and new wine take away the heart. ودر دل خود تفکر نمی کنند که من تمامی شرارت ایشان را به یاد آورده‌ام. الان اعمالشان ایشان رااحاطه می‌نماید و آنها در نظر من واقع شده است. bible_en_fa My people ask counsel at their stocks, and their staff declareth unto them: for the spirit of whoredoms hath caused them to err, and they have gone a whoring from under their God. پادشاه را بشرارت خویش و سروران را به دروغهای خود شادمان می‌سازند. bible_en_fa They sacrifice upon the tops of the mountains, and burn incense upon the hills, under oaks and poplars and elms, because the shadow thereof is good: therefore your daughters shall commit whoredom, and your spouses shall commit adultery. جمیع ایشان زناکارند مثل تنوری که خباز آن را مشتعل سازدکه بعد از سرشتن خمیر تا مخمر شدنش ازبرانگیختن آتش باز می‌ایستد. bible_en_fa I will not punish your daughters when they commit whoredom, nor your spouses when they commit adultery: for themselves are separated with whores, and they sacrifice with harlots: therefore the people that doth not understand shall fall. در یوم پادشاه ما، سروران از گرمی شراب، خود را بیمار ساختند واو دست خود را به استهزاکنندگان دراز کرد. bible_en_fa Though thou, Israel, play the harlot, yet let not Judah offend; and come not ye unto Gilgal, neither go ye up to Beth-aven, nor swear, The LORD liveth. زیرا که دل خود را به مکاید خویش مثل تنورنزدیک آوردند؛ و تمامی شب خباز ایشان می‌خوابد و صبحگاهان آن مثل آتش ملتهب مشتعل می‌شود. bible_en_fa For Israel slideth back as a backsliding heifer: now the LORD will feed them as a lamb in a large place. جمیع ایشان مثل تنور گرم شده، داوران خویش را می‌بلعند و همه پادشاهان ایشان می‌افتند و در میان ایشان کسی نیست که مرابخواند. bible_en_fa Ephraim is joined to idols: let him alone. افرایم با قومها مخلوط شده است. افرایم قرص نانی است که برگردانیده نشده است. bible_en_fa Their drink is sour: they have committed whoredom continually: her rulers with shame do love, Give ye. غریبان قوتش را خورده‌اند و او نمی داند. سفیدی بر مویهای او پاشیده شده است و اونمی داند. bible_en_fa The wind hath bound her up in her wings, and they shall be ashamed because of their sacrifices. فخر اسرائیل پیش رویش شهادت می‌دهد اما ایشان به یهوه خدای خود بازگشت نمی نمایند و با وجود این همه او را نمی طلبند. bible_en_fa Hear ye this, O priests; and hearken, ye house of Israel; and give ye ear, O house of the king; for judgment is toward you, because ye have been a snare on Mizpah, and a net spread upon Tabor. افرایم مانند کبوتر ساده دل، بی‌فهم است. مصر را می‌خوانند و بسوی آشور می‌روند. bible_en_fa And the revolters are profound to make slaughter, though I have been a rebuker of them all. وچون می‌روند من دام خود را بر ایشان می‌گسترانم و ایشان را مثل مرغان هوا به زیر می‌اندازم وایشان را بر وفق اخباری که به جماعت ایشان رسیده است، تادیب می‌نمایم. bible_en_fa I know Ephraim, and Israel is not hid from me: for now, O Ephraim, thou committest whoredom, and Israel is defiled. وای بر ایشان زیرا که از من فرار کردند. هلاکت بر ایشان باد زیراکه به من عصیان ورزیدند. اگر‌چه من ایشان رافدیه دادم، لکن به ضد من دروغ گفتند. bible_en_fa They will not frame their doings to turn unto their God: for the spirit of whoredoms is in the midst of them, and they have not known the LORD. و از دل خود نزد من استغاثه نمی نمایند بلکه بر بسترهای خود ولوله می‌کنند. برای روغن و شراب جمع شده، بر من فتنه می‌انگیزند. bible_en_fa And the pride of Israel doth testify to his face: therefore shall Israel and Ephraim fall in their iniquity; Judah also shall fall with them. و اگر‌چه من بازوهای ایشان را تعلیم دادم و تقویت نمودم لیکن با من بداندیشی نمودند.ایشان رجوع می‌کنند اما نه به حضرت اعلی. مثل کمان خطاکننده شده‌اند. سروران ایشان به‌سبب غیظزبان خویش به شمشیر می‌افتند و به‌سبب همین در زمین مصر ایشان را استهزا خواهند نمود. bible_en_fa They shall go with their flocks and with their herds to seek the LORD; but they shall not find him; he hath withdrawn himself from them. ایشان رجوع می‌کنند اما نه به حضرت اعلی. مثل کمان خطاکننده شده‌اند. سروران ایشان به‌سبب غیظزبان خویش به شمشیر می‌افتند و به‌سبب همین در زمین مصر ایشان را استهزا خواهند نمود. bible_en_fa They have dealt treacherously against the LORD: for they have begotten strange children: now shall a month devour them with their portions. کرنا را به دهان خود بگذار. او مثل عقاب به ضد خانه خداوند می‌آید، زیرا که از عهدمن تجاوز نمودند و به شریعت من عصیان ورزیدند. bible_en_fa Blow ye the cornet in Gibeah, and the trumpet in Ramah: cry aloud at Beth-aven, after thee, O Benjamin. اسرائیل نزد من فریاد می‌نمایند که‌ای خدای ما تو را می‌شناسیم. bible_en_fa Ephraim shall be desolate in the day of rebuke: among the tribes of Israel have I made known that which shall surely be. اسرائیل نیکویی راترک کرده است. پس دشمن او را تعاقب خواهدنمود. bible_en_fa The princes of Judah were like them that remove the bound: therefore I will pour out my wrath upon them like water. ایشان پادشاهان نصب نمودند، اما نه ازجانب من. سروران تعیین کردند، اما ایشان رانشناختم. از نقره و طلای خویش بتها برای خودساختند تا منقطع بشوند. bible_en_fa Ephraim is oppressed and broken in judgment, because he willingly walked after the commandment. ‌ای سامره او گوساله تورا رد نموده است. خشم من بر ایشان افروخته شد. تا به کی نمی توانند طاهر بشوند؟ bible_en_fa Therefore will I be unto Ephraim as a moth, and to the house of Judah as rottenness. زیرا که این نیزاز اسرائیل است و صنعتگر آن را ساخته است، لهذا خدا نیست. البته گوساله سامره خرد خواهدشد. bible_en_fa When Ephraim saw his sickness, and Judah saw his wound, then went Ephraim to the Assyrian, and sent to king Jareb: yet could he not heal you, nor cure you of your wound. به درستی که باد را کاشتند، پس گردباد راخواهند دروید. آن را محصول نیست وخوشه هایش آرد نخواهد داد و اگر هم بدهد، غریبان آن را خواهند بلعید. bible_en_fa For I will be unto Ephraim as a lion, and as a young lion to the house of Judah: I, even I, will tear and go away; I will take away, and none shall rescue him. اسرائیل بلعیده خواهد شد و الان در میان امت‌ها مثل ظرف ناپسندیده می‌باشند. bible_en_fa I will go and return to my place, till they acknowledge their offence, and seek my face: in their affliction they will seek me early. زیرا که ایشان مثل گورخرتنها و منفرد به آشور رفته‌اند و افرایم عاشقان اجیر کرده است. bible_en_fa Come, and let us return unto the LORD: for he hath torn, and he will heal us; he hath smitten, and he will bind us up. اگر‌چه ایشان در میان امت هااجرت می‌دهند، من الان ایشان را جمع خواهم کرد و به‌سبب ستم پادشاه و سروران رو به تناقض خواهند نهاد. bible_en_fa After two days will he revive us: in the third day he will raise us up, and we shall live in his sight. چونکه افرایم مذبح های بسیار برای گناه ساخت پس مذبح‌ها برایش باعث گناه شد. bible_en_fa Then shall we know, if we follow on to know the LORD: his going forth is prepared as the morning; and he shall come unto us as the rain, as the latter and former rain unto the earth. احکام بسیار شریعت خود را برای او نوشتم اما آنها را مثل چیز غریب شمردند. bible_en_fa O Ephraim, what shall I do unto thee? O Judah, what shall I do unto thee? for your goodness is as a morning cloud, and as the early dew it goeth away. قربانی های سوختنی مرا ذبح کردند تا گوشت بخورند وخداوند آنها را قبول نکرد. الان عصیان ایشان را به یاد می‌آورد و عقوبت گناه را بر ایشان می‌رساند وایشان به مصر خواهند برگشت.اسرائیل خالق خود را فراموش کرده، قصرها بنا می‌کند و یهوداشهرهای حصاردار بسیار می‌سازد. اما من آتش به شهرهایش خواهم فرستاد که قصرهایش رابسوزاند. bible_en_fa Therefore have I hewed them by the prophets; I have slain them by the words of my mouth: and thy judgments are as the light that goeth forth. اسرائیل خالق خود را فراموش کرده، قصرها بنا می‌کند و یهوداشهرهای حصاردار بسیار می‌سازد. اما من آتش به شهرهایش خواهم فرستاد که قصرهایش رابسوزاند. bible_en_fa For I desired mercy, and not sacrifice; and the knowledge of God more than burnt offerings. ای اسرائیل مثل قوم‌ها شادی و وجد منمازیرا از خدای خود زنا نمودی و در همه خرمنها اجرت را دوست داشتی. bible_en_fa But they like men have transgressed the covenant: there have they dealt treacherously against me. خرمنها وچرخشتها ایشان را پرورش نخواهد داد و شیره در آن ضایع خواهد شد. bible_en_fa Gilead is a city of them that work iniquity, and is polluted with blood. در زمین خداوند ساکن نخواهند شد بلکه افرایم به مصر خواهد برگشت و ایشان در آشور چیزهای نجس خواهند خورد. bible_en_fa And as troops of robbers wait for a man, so the company of priests murder in the way by consent: for they commit lewdness. برای خداوند شراب نخواهند ریخت و مقبول او نخواهند شد. قربانی های ایشان مثل خوراک ماتمیان خواهد بود و هرکه از آنها بخورد نجس خواهد شد، زیرا خوراک ایشان برای اشتهای ایشان است. پس آن در خانه خداوند داخل نخواهد شد. bible_en_fa I have seen an horrible thing in the house of Israel: there is the whoredom of Ephraim, Israel is defiled. پس در ایام مواسم و در ایام عیدهای خداوند چه خواهید کرد؟ bible_en_fa Also, O Judah, he hath set an harvest for thee, when I returned the captivity of my people. زیرا اینک از ترس هلاکت رفته‌اند، اما مصر ایشان را جمع خواهدکرد و موف ایشان را دفن خواهد نمود. مکانهای نفیسه نقره ایشان را خارها به تصرف خواهندگرفت و در منازل ایشان شوکها خواهد بود. bible_en_fa When I would have healed Israel, then the iniquity of Ephraim was discovered, and the wickedness of Samaria: for they commit falsehood; and the thief cometh in, and the troop of robbers spoileth without. ایام عقوبت می‌آید. ایام مکافات می‌رسد و اسرائیل این را خواهند دانست. نبی احمق گردید و صاحب روح دیوانه شد به‌سبب کثرت گناه وفراوانی بغض تو. bible_en_fa And they consider not in their hearts that I remember all their wickedness: now their own doings have beset them about; they are before my face. افرایم از جانب خدای من دیده بان بود. دام صیاد بر تمامی طریقهای انبیاگسترده شد. در خانه خدای ایشان عداوت است. bible_en_fa They make the king glad with their wickedness, and the princes with their lies. مثل ایام جبعه فساد را به نهایت رسانیده‌اند، پس عصیان ایشان را بیاد می‌آورد و گناه ایشان رامکافات خواهد داد. bible_en_fa They are all adulterers, as an oven heated by the baker, who ceaseth from raising after he hath kneeded the dough, until it be leavened. اسرائیل را مثل انگورها در بیابان یافتم. پدران شما را مثل نوبر انجیر در ابتدای موسمش دیدم. اما ایشان به بعل فغور رفتند و خویشتن رابرای رسوایی نذیره ساختند و مانند معشوقه خود مکروه شدند. bible_en_fa In the day of our king the princes have made him sick with bottles of wine; he stretched out his hand with scorners. جلال افرایم مثل مرغ می‌پرد. زاییدن و حامله شدن و در رحم قرارگرفتن نخواهد شد. bible_en_fa For they have made ready their heart like an oven, whiles they lie in wait: their baker sleepeth all the night; in the morning it burneth as a flaming fire. و اگر فرزندان را بپرورانندایشان را بی‌اولاد خواهم ساخت به حدی که انسانی نخواهد ماند. وای بر ایشان حینی که من نیز از ایشان دور شوم. bible_en_fa They are all hot as an oven, and have devoured their judges; all their kings are fallen: there is none among them that calleth unto me. افرایم حینی که او رابرگزیدم مثل صور در مرتع نیکو مغروس بود، اماافرایم پسران خود را برای قاتل بیرون خواهدآورد. bible_en_fa Ephraim, he hath mixed himself among the people; Ephraim is a cake not turned. ‌ای خداوند به ایشان بده. چه بدهی؟ رحم سقط کننده و پستانهای خشک به ایشان بده. bible_en_fa Strangers have devoured his strength, and he knoweth it not: yea, gray hairs are here and there upon him, yet he knoweth not. تمامی شرارت ایشان در جلجال است زیراکه در آنجا از ایشان نفرت داشتم. پس ایشان را به‌سبب اعمال زشت ایشان از خانه خود خواهم راند و ایشان را دیگر دوست نخواهم داشت چونکه جمیع سروران ایشان فتنه انگیزند. bible_en_fa And the pride of Israel testifieth to his face: and they do not return to the LORD their God, nor seek him for all this. افرایم خشک شده است و ریشه ایشان خشک گردیده، میوه نمی آورند و اگر نیز بزایند نتایج مرغوب رحم ایشان را خواهم کشت.خدای من ایشان را ترک خواهد نمود چونکه او را نشنیدند، پس در میان امت‌ها آواره خواهند شد. bible_en_fa Ephraim also is like a silly dove without heart: they call to Egypt, they go to Assyria. خدای من ایشان را ترک خواهد نمود چونکه او را نشنیدند، پس در میان امت‌ها آواره خواهند شد. bible_en_fa When they shall go, I will spread my net upon them; I will bring them down as the fowls of the heaven; I will chastise them, as their congregation hath heard. اسرائیل مو برومند است که میوه برای خود می‌آورد. هر‌چه میوه زیادمی آورد، مذبح‌ها را زیاد می‌سازد و هر‌چه زمینش نیکوتر می‌شود، تماثیل را نیکوتر بنامی کند. bible_en_fa Woe unto them! for they have fled from me: destruction unto them! because they have transgressed against me: though I have redeemed them, yet they have spoken lies against me. دل ایشان پر از نفاق است. الان مجرم می‌شوند و او مذبح های ایشان را خراب و تماثیل ایشان را منهدم خواهد ساخت. bible_en_fa And they have not cried unto me with their heart, when they howled upon their beds: they assemble themselves for corn and wine, and they rebel against me. زیرا که الحال می‌گویند: «پادشاه نداریم چونکه از خداوندنمی ترسیم، پس پادشاه برای ما چه تواند کرد؟» bible_en_fa Though I have bound and strengthened their arms, yet do they imagine mischief against me. ایشان قسم های دروغ خورده و عهدها بسته، سخنان (باطل ) می‌گویند و عدالت مثل حنظل درشیارهای زمین می‌روید. bible_en_fa They return, but not to the most High: they are like a deceitful bow: their princes shall fall by the sword for the rage of their tongue: this shall be their derision in the land of Egypt. ساکنان سامره برای گوساله های بیت آون می‌ترسند زیرا که قومش برای آن ماتم می‌گیرند و کاهنانش به جهت جلال او می‌لرزند زیرا که از آن دور شده است. bible_en_fa Set the trumpet to thy mouth. He shall come as an eagle against the house of the LORD, because they have transgressed my covenant, and trespassed against my law. و آن رانیز به آشور به جهت هدیه برای پادشاه دشمن خواهند برد. افرایم خجالت خواهد کشید واسرائیل از مشورت خود رسوا خواهد شد. bible_en_fa Israel shall cry unto me, My God, we know thee. پادشاه سامره مثل کف بر روی آب نابودمی شود. bible_en_fa Israel hath cast off the thing that is good: the enemy shall pursue him. و مکانهای بلند آون که گناه اسرائیل می‌باشد ویران خواهد شد و خار و خس برمذبح های ایشان خواهد رویید و به کوهها خواهدگفت که ما را بپوشانید و به تلها که بر ما بیفتید. bible_en_fa They have set up kings, but not by me: they have made princes, and I knew it not: of their silver and their gold have they made them idols, that they may be cut off. ‌ای اسرائیل از ایام جبعه گناه کرده‌ای. درآنجا ایستادند و جنگ با فرزندان شرارت درجبعه به ایشان نرسید. bible_en_fa Thy calf, O Samaria, hath cast thee off; mine anger is kindled against them: how long will it be ere they attain to innocency? هر گاه بخواهم ایشان راتادیب خواهم نمود و قوم‌ها به ضد ایشان جمع خواهند شد، هنگامی که به دو گناه خود بسته شوند. bible_en_fa For from Israel was it also: the workman made it; therefore it is not God: but the calf of Samaria shall be broken in pieces. و افرایم گوساله آموخته شده است که کوفتن خرمن را دوست می‌دارد و من بر گردن نیکوی او گذر کردم و من بر افرایم یوغ می‌گذارم. یهودا شیار خواهد کرد و یعقوب مازو برای خودخواهد کشید. bible_en_fa For they have sown the wind, and they shall reap the whirlwind: it hath no stalk: the bud shall yield no meal: if so be it yield, the strangers shall swallow it up. برای خود به عدالت بکارید و به حسب رحمت درو نمایید و زمین ناکاشته را برای خودخیش بزنید زیرا که وقت است که خداوند رابطلبید تا بیاید و بر شما عدالت را بباراند. bible_en_fa Israel is swallowed up: now shall they be among the Gentiles as a vessel wherein is no pleasure. شرارت را شیار کردید و ظلم را درو نمودید وثمره دروغ را خوردید، چونکه به طریق خود و به کثرت جباران خویش اعتماد نمودید. bible_en_fa For they are gone up to Assyria, a wild ass alone by himself: Ephraim hath hired lovers. لهذاهنگامه‌ای در میان قوم های تو خواهد برخاست وتمامی قلعه هایت خراب خواهد شد به نهجی که شلمان، بیت اربیل را در روز جنگ خراب کرد که مادر با فرزندانش خرد شدند.همچنین بیت ئیل به‌سبب شدت شرارت شما به شما عمل خواهد نمود. در وقت طلوع فجر پادشاه اسرائیل بالکل هلاک خواهد شد. bible_en_fa Yea, though they have hired among the nations, now will I gather them, and they shall sorrow a little for the burden of the king of princes. همچنین بیت ئیل به‌سبب شدت شرارت شما به شما عمل خواهد نمود. در وقت طلوع فجر پادشاه اسرائیل بالکل هلاک خواهد شد. bible_en_fa Because Ephraim hath made many altars to sin, altars shall be unto him to sin. هنگامی که اسرائیل طفل بود او رادوست داشتم و پسر خود را از مصرخواندم. bible_en_fa I have written to him the great things of my law, but they were counted as a strange thing. هر قدر که ایشان را بیشتر دعوت کردند، بیشتر از ایشان دور رفتند و برای بعلیم قربانی گذرانیدند و به جهت بتهای تراشیده بخورسوزانیدند. bible_en_fa They sacrifice flesh for the sacrifices of mine offerings, and eat it; but the LORD accepteth them not; now will he remember their iniquity, and visit their sins: they shall return to Egypt. و من راه رفتن را به افرایم تعلیم دادم و او را به بازوها برداشتم، اما ایشان ندانستند که من ایشان را شفا داده‌ام. bible_en_fa For Israel hath forgotten his Maker, and buildeth temples; and Judah hath multiplied fenced cities: but I will send a fire upon his cities, and it shall devour the palaces thereof. ایشان را به ریسمانهای انسان و به بندهای محبت جذب نمودم و به جهت ایشان مثل کسانی بودم که یوغ را از گردن ایشان برمی دارند و خوراک پیش روی ایشان نهادم. bible_en_fa Rejoice not, O Israel, for joy, as other people: for thou hast gone a whoring from thy God, thou hast loved a reward upon every cornfloor. به زمین مصر نخواهد برگشت، اما آشورپادشاه ایشان خواهد شد چونکه از بازگشت نمودن ابا کردند. bible_en_fa The floor and the winepress shall not feed them, and the new wine shall fail in her. شمشیر بر شهرهایش هجوم خواهد آورد و پشت بندهایش را به‌سبب مشورت های ایشان معدوم و نابود خواهدساخت. bible_en_fa They shall not dwell in the LORD's land; but Ephraim shall return to Egypt, and they shall eat unclean things in Assyria. و قوم من جازم شدند که از من مرتدگردند. و هر‌چند ایشان را بسوی حضرت اعلی دعوت نمایند لکن کسی خویشتن رابرنمی افرازد. bible_en_fa They shall not offer wine offerings to the LORD, neither shall they be pleasing unto him: their sacrifices shall be unto them as the bread of mourners; all that eat thereof shall be polluted: for their bread for their soul shall not come into the house of the LORD. ‌ای افرایم چگونه تو را ترک کنم و‌ای اسرائیل چگونه تو را تسلیم نمایم؟ چگونه تو رامثل ادمه نمایم و تو را مثل صبوئیم سازم؟ دل من در اندرونم منقلب شده و رقت های من با هم مشتعل شده است. bible_en_fa What will ye do in the solemn day, and in the day of the feast of the LORD? حدت خشم خود را جاری نخواهم ساخت و بار دیگر افرایم را هلاک نخواهم نمود زیرا خدا هستم وانسان نی و درمیان تو قدوس هستم، پس به غضب نخواهم آمد. bible_en_fa For, lo, they are gone because of destruction: Egypt shall gather them up, Memphis shall bury them: the pleasant places for their silver, nettles shall possess them: thorns shall be in their tabernacles. ایشان خداوند را پیروی خواهند نمود. اومثل شیر غرش خواهد نمود و چون غرش نماید فرزندان از مغرب به لرزه خواهند آمد. bible_en_fa The days of visitation are come, the days of recompence are come; Israel shall know it: the prophet is a fool, the spiritual man is mad, for the multitude of thine iniquity, and the great hatred. مثل مرغان از مصر و مانند کبوتران از زمین آشور لرزان خواهند آمد. خداوند می‌گوید که ایشان را در خانه های ایشان ساکن خواهم گردانید.افرایم مرا به دروغها و خاندان اسرائیل به مکرها احاطه کرده‌اند و یهودا هنوز با خدا و باقدوس امین ناپایدار است. bible_en_fa The watchman of Ephraim was with my God: but the prophet is a snare of a fowler in all his ways, and hatred in the house of his God. افرایم مرا به دروغها و خاندان اسرائیل به مکرها احاطه کرده‌اند و یهودا هنوز با خدا و باقدوس امین ناپایدار است. bible_en_fa They have deeply corrupted themselves, as in the days of Gibeah: therefore he will remember their iniquity, he will visit their sins. افرایم باد را می‌خورد و باد شرقی راتعاقب می‌کند. تمامی روز دروغ وخرابی را می‌افزاید و ایشان با آشور عهد می‌بندندو روغن (به جهت هدیه ) به مصر برده می‌شود. bible_en_fa I found Israel like grapes in the wilderness; I saw your fathers as the firstripe in the fig tree at her first time: but they went to Baal-peor, and separated themselves unto that shame; and their abominations were according as they loved. خداوند را با یهودا مخاصمه‌ای است و یعقوب را برحسب راههایش عقوبت رسانیده، بر وفق اعمالش او را جزا خواهد داد. bible_en_fa As for Ephraim, their glory shall fly away like a bird, from the birth, and from the womb, and from the conception. او پاشنه برادرخود را در رحم گرفت و در حین قوتش با خدامجاهده نمود. bible_en_fa Though they bring up their children, yet will I bereave them, that there shall not be a man left: yea, woe also to them when I depart from them! با فرشته مجاهده نموده، غالب آمد. گریان شده، نزد وی تضرع نمود. دربیت ئیل او را یافت و در آنجا با ما تکلم نمود. bible_en_fa Ephraim, as I saw Tyrus, is planted in a pleasant place: but Ephraim shall bring forth his children to the murderer. اما خداوند، خدای لشکرهاست و یادگاری او یهوه است. bible_en_fa Give them, O LORD: what wilt thou give? give them a miscarrying womb and dry breasts. اما تو بسوی خدای خودبازگشت نما و رحمت و راستی را نگاه داشته، دائم منتظر خدای خود باش. bible_en_fa All their wickedness is in Gilgal: for there I hated them: for the wickedness of their doings I will drive them out of mine house, I will love them no more: all their princes are revolters. او سوداگری است که میزان فریب در دست او می‌باشد وظلم را دوست می‌دارد. bible_en_fa Ephraim is smitten, their root is dried up, they shall bear no fruit: yea, though they bring forth, yet will I slay even the beloved fruit of their womb. و افرایم می‌گوید: «به درستی که دولتمند شده‌ام و توانگری رابرای خود تحصیل نموده‌ام و در تمامی کسب من بی‌انصافی‌ای که گناه باشد، در من نخواهند یافت.» bible_en_fa My God will cast them away, because they did not hearken unto him: and they shall be wanderers among the nations. اما من از زمین مصر (تا حال )یهوه خدای تو هستم و تو را بار دیگر مثل ایام مواسم در خیمه‌ها ساکن خواهم گردانید. bible_en_fa Israel is an empty vine, he bringeth forth fruit unto himself: according to the multitude of his fruit he hath increased the altars; according to the goodness of his land they have made goodly images. به انبیا نیز تکلم نمودم و رویاها افزودم وبواسطه انبیا مثل‌ها زدم. bible_en_fa Their heart is divided; now shall they be found faulty: he shall break down their altars, he shall spoil their images. به درستی که ایشان در جلعاد محض گناه و بطالت گردیدند و درجلجال گاوها قربانی کردند. و مذبح های ایشان نیز مثل توده های سنگ در شیارهای زمین می‌باشد. bible_en_fa For now they shall say, We have no king, because we feared not the LORD; what then should a king do to us? و یعقوب به زمین ارام فرار کرد و اسرائیل به جهت زن خدمت نمود و برای زن شبانی کرد. bible_en_fa They have spoken words, swearing falsely in making a covenant: thus judgment springeth up as hemlock in the furrows of the field. و خداوند اسرائیل را بواسطه نبی از مصربرآورد و او به‌دست نبی محفوظ گردید.افرایم خشم بسیار تلخی به هیجان آورد، پس خداوندش خون او را بر سرش واگذاشت و عار اورا بر وی رد نمود. bible_en_fa The inhabitants of Samaria shall fear because of the calves of Beth-aven: for the people thereof shall mourn over it, and the priests thereof that rejoiced on it, for the glory thereof, because it is departed from it. افرایم خشم بسیار تلخی به هیجان آورد، پس خداوندش خون او را بر سرش واگذاشت و عار اورا بر وی رد نمود. bible_en_fa It shall be also carried unto Assyria for a present to king Jareb: Ephraim shall receive shame, and Israel shall be ashamed of his own counsel. هنگامی که افرایم به لرزه سخن گفت، خویشتن را در اسرائیل مرتفع نمود؛ اماچون در امر بعل مجرم شد، بمرد. bible_en_fa As for Samaria, her king is cut off as the foam upon the water. و الان گناهان می‌افزایند و از نقره خود بتهای ریخته شده وتماثیل موافق عقل خود می‌سازند که همه آنهاعمل صنعتگران می‌باشد و درباره آنها می‌گویندکه اشخاصی که قربانی می‌گذرانند گوساله‌ها راببوسند. bible_en_fa The high places also of Aven, the sin of Israel, shall be destroyed: the thorn and the thistle shall come up on their altars; and they shall say to the mountains, Cover us; and to the hills, Fall on us. بنابراین، ایشان مثل ابرهای صبح ومانند شبنمی که بزودی می‌گذرد، هستند. و مثل کاه که از خرمن پراکنده شود و مانند دود که ازروزن برآید. bible_en_fa O Israel, thou hast sinned from the days of Gibeah: there they stood: the battle in Gibeah against the children of iniquity did not overtake them. اما من از زمین مصر (تا حال ) یهوه خدای توهستم و غیر از من خدای دیگر را نمی شناسی وسوای من نجات‌دهنده‌ای نیست. bible_en_fa It is in my desire that I should chastise them; and the people shall be gathered against them, when they shall bind themselves in their two furrows. من تو را دربیابان در زمین بسیار خشک شناختم. bible_en_fa And Ephraim is as an heifer that is taught, and loveth to tread out the corn; but I passed over upon her fair neck: I will make Ephraim to ride; Judah shall plow, and Jacob shall break his clods. چون چریدند، سیر شدند و چون سیر شدند، دل ایشان مغرور گردید و از این جهت مرا فراموش کردند. bible_en_fa Sow to yourselves in righteousness, reap in mercy; break up your fallow ground: for it is time to seek the LORD, till he come and rain righteousness upon you. پس من برای ایشان مثل شیر خواهم بود و مانندپلنگ به‌سر راه در کمین خواهم نشست. bible_en_fa Ye have plowed wickedness, ye have reaped iniquity; ye have eaten the fruit of lies: because thou didst trust in thy way, in the multitude of thy mighty men. و مثل خرسی که بچه هایش را از وی ربوده باشد، بر ایشان حمله خواهم آورد و پرده دل ایشان راخواهم درید و مثل شیر ایشان را در آنجاخواهم خورد و حیوانات صحرا ایشان راخواهند درید. bible_en_fa Therefore shall a tumult arise among thy people, and all thy fortresses shall be spoiled, as Shalman spoiled Beth-arbel in the day of battle: the mother was dashed in pieces upon her children. ‌ای اسرائیل هلاک شدی، اما معاونت تو بامن است. bible_en_fa So shall Bethel do unto you because of your great wickedness: in a morning shall the king of Israel utterly be cut off. الان پادشاه تو کجاست تا تو را درتمامی شهرهایت معاونت کند و داورانت (کجایند) که درباره آنها گفتی پادشاه و سروران به من بده؟ bible_en_fa When Israel was a child, then I loved him, and called my son out of Egypt. از غضب خود، پادشاهی به تو دادم واز خشم خویش او را برداشتم. bible_en_fa As they called them, so they went from them: they sacrificed unto Baalim, and burned incense to graven images. عصیان افرایم بسته شده و گناه او مخزون گردیده است. bible_en_fa I taught Ephraim also to go, taking them by their arms; but they knew not that I healed them. دردهای زه مثل زنی که می‌زاید بروی آمده است و او پسری نادانشمند است زیرا در وقتش، در جای تولد فرزندان نمی ایستد. bible_en_fa I drew them with cords of a man, with bands of love: and I was to them as they that take off the yoke on their jaws, and I laid meat unto them. من ایشان را از دست هاویه فدیه خواهم داد و ایشان را از موت نجات خواهم بخشید. ای موت ضربات تو کجاست و‌ای هاویه هلاکت تو کجا است؟ پشیمانی از چشمان من مستور شده است. bible_en_fa He shall not return into the land of Egypt, but the Assyrian shall be his king, because they refused to return. اگر‌چه در میان برادرانش ثمر آورد، اما باد شرقی می‌وزد وباد خداوند از بیابان برمی آید و منبع اوخشک می‌گردد و چشمه‌اش می‌خشکد و اوگنج تمامی اسباب نفیسه وی را تاراج می‌نماید.سامره متحمل گناه خود خواهدشد، زیرا به خدای خود فتنه انگیخته است. ایشان به شمشیر خواهند افتاد و اطفال ایشان خرد و زنان حامله ایشان شکم دریده خواهندشد. bible_en_fa And the sword shall abide on his cities, and shall consume his branches, and devour them, because of their own counsels. سامره متحمل گناه خود خواهدشد، زیرا به خدای خود فتنه انگیخته است. ایشان به شمشیر خواهند افتاد و اطفال ایشان خرد و زنان حامله ایشان شکم دریده خواهندشد. bible_en_fa And my people are bent to backsliding from me: though they called them to the most High, none at all would exalt him. ای اسرائیل بسوی یهوه خدای خودبازگشت نما زیرا به‌سبب گناه خودلغزیده‌ای. bible_en_fa How shall I give thee up, Ephraim? how shall I deliver thee, Israel? how shall I make thee as Admah? how shall I set thee as Zeboim? mine heart is turned within me, my repentings are kindled together. با خود سخنان گرفته، بسوی خداوند بازگشت نمایید و او را گویید: «تمامی گناه را عفو فرما و ما را به لطف مقبول فرما، پس گوساله های لبهای خویش را ادا خواهیم نمود. bible_en_fa I will not execute the fierceness of mine anger, I will not return to destroy Ephraim: for I am God, and not man; the Holy One in the midst of thee: and I will not enter into the city. آشور ما را نجات نخواهد داد و بر اسبان سوارنخواهیم شد و بار دیگر به عمل دستهای خودنخواهیم گفت که شما خدایان ما هستید چونکه ازتو یتیمان رحمت می‌یابند.» bible_en_fa They shall walk after the LORD: he shall roar like a lion: when he shall roar, then the children shall tremble from the west. ارتداد ایشان را شفا داده، ایشان را مجان دوست خواهم داشت زیرا خشم من از ایشان برگشته است. bible_en_fa They shall tremble as a bird out of Egypt, and as a dove out of the land of Assyria: and I will place them in their houses, saith the LORD. برای اسرائیل مثل شبنم خواهم بود و او مانند سوسنها گل خواهد کرد و مثل لبنان ریشه های خود را خواهد دوانید. bible_en_fa Ephraim compasseth me about with lies, and the house of Israel with deceit: but Judah yet ruleth with God, and is faithful with the saints. شاخه هایش منتشر شده، زیبایی او مثل درخت زیتون وعطرش مانند لبنان خواهد بود. bible_en_fa Ephraim feedeth on wind, and followeth after the east wind: he daily increaseth lies and desolation; and they do make a covenant with the Assyrians, and oil is carried into Egypt. آنانی که زیرسایه‌اش ساکن می‌باشند، مثل گندم زیست خواهند کرد و مانند موها گل خواهند‌آورد. انتشار او مثل شراب لبنان خواهد بود.افرایم خواهد گفت: مرا دیگر با بتها چه‌کار است؟ و من او را اجابت کرده، منظور خواهم داشت. من مثل صنوبر تر و تازه می‌باشم. میوه تو از من یافت می‌شود. bible_en_fa The LORD hath also a controversy with Judah, and will punish Jacob according to his ways; according to his doings will he recompense him. افرایم خواهد گفت: مرا دیگر با بتها چه‌کار است؟ و من او را اجابت کرده، منظور خواهم داشت. من مثل صنوبر تر و تازه می‌باشم. میوه تو از من یافت می‌شود. bible_en_fa He took his brother by the heel in the womb, and by his strength he had power with God: نازل شد. bible_en_fa Yea, he had power over the angel, and prevailed: he wept, and made supplication unto him: he found him in Bethel, and there he spake with us; ‌ای مشایخ این را بشنوید! و‌ای جمیع ساکنان زمین این را گوش گیرید! آیا مثل این درایام شما یا در ایام پدران شما واقع شده است؟ bible_en_fa Even the LORD God of hosts; the LORD is his memorial. شما از این به پسران خود و پسران شما به پسران خویش و پسران ایشان به طبقه بعد خبر بدهید. bible_en_fa Therefore turn thou to thy God: keep mercy and judgment, and wait on thy God continually. آنچه از سن باقی ماند، ملخ می‌خورد و آنچه ازملخ باقی ماند، لنبه می‌خورد و آنچه از لنبه باقی ماند، سوس می‌خورد. bible_en_fa He is a merchant, the balances of deceit are in his hand: he loveth to oppress. ‌ای مستان بیدار شده، گریه کنید و‌ای همه میگساران به جهت عصیرانگور ولوله نمایید زیرا که از دهان شما منقطع شده است. bible_en_fa And Ephraim said, Yet I am become rich, I have found me out substance: in all my labours they shall find none iniquity in me that were sin. زیرا که امتی قوی و بیشمار به زمین من هجوم می‌آورند. دندانهای ایشان دندانهای شیر است و اضراس ایشان اضراس هژبر است. bible_en_fa And I that am the LORD thy God from the land of Egypt will yet make thee to dwell in tabernacles, as in the days of the solemn feast. تاکستان مرا ویران و انجیرهای مرا خراب کرده و پوست آنها را بالکل کنده، بیرون انداخته‌اند وشاخه های آنها سفید شده است. bible_en_fa I have also spoken by the prophets, and I have multiplied visions, and used similitudes, by the ministry of the prophets. مثل دختری که برای شوهر جوانی خود پلاس می‌پوشد، ماتم بگیر. bible_en_fa Is there iniquity in Gilead? surely they are vanity: they sacrifice bullocks in Gilgal; yea, their altars are as heaps in the furrows of the fields. هدیه آردی و هدیه ریختنی از خانه خداوند منقطع شده است. کاهنانی که خدام خداوند هستند ماتم می‌گیرند. bible_en_fa And Jacob fled into the country of Syria, and Israel served for a wife, and for a wife he kept sheep. صحرا خشک شده و زمین ماتم می‌گیرد زیرا گندم تلف شده وشیره خشک گردیده و روغن ضایع شده است. bible_en_fa And by a prophet the LORD brought Israel out of Egypt, and by a prophet was he preserved. ‌ای فلاحان خجل شوید و‌ای باغبانان ولوله نمایید به جهت گندم و جو زیرا محصول زمین تلف شده است. bible_en_fa Ephraim provoked him to anger most bitterly: therefore shall he leave his blood upon him, and his reproach shall his Lord return unto him. موها خشک و انجیرها ضایع شده؛ انار و خرما و سیب و همه درختان صحراخشک گردیده، زیرا خوشی از بنی آدم رفع شده است. bible_en_fa When Ephraim spake trembling, he exalted himself in Israel; but when he offended in Baal, he died. ‌ای کاهنان پلاس در بر کرده، نوحه گری نمایید و‌ای خادمان مذبح ولوله کنید و‌ای خادمان خدای من داخل شده، در پلاس شب رابسر برید، زیرا که هدیه آردی و هدیه ریختنی ازخانه خدای شما باز داشته شده است. bible_en_fa And now they sin more and more, and have made them molten images of their silver, and idols according to their own understanding, all of it the work of the craftsmen: they say of them, Let the men that sacrifice kiss the calves. روزه راتعیین نمایید و محفل مقدس را ندا کنید! مشایخ وتمامی ساکنان زمین را به خانه یهوه خدای خودجمع نموده، نزد خداوند تضرع نمایید. bible_en_fa Therefore they shall be as the morning cloud, and as the early dew that passeth away, as the chaff that is driven with the whirlwind out of the floor, and as the smoke out of the chimney. وای برآن روز زیرا روز خداوند نزدیک است و مثل هلاکتی از قادر مطلق می‌آید. bible_en_fa Yet I am the LORD thy God from the land of Egypt, and thou shalt know no god but me: for there is no saviour beside me. آیا ماکولات درنظر ما منقطع نشد و سرور و شادمانی از خانه خدای ما. bible_en_fa I did know thee in the wilderness, in the land of great drought. دانه‌ها زیر کلوخها پوسید. مخزنهاویران و انبارها خراب شد زیرا گندم تلف گردید. bible_en_fa According to their pasture, so were they filled; they were filled, and their heart was exalted; therefore have they forgotten me. بهایم چه قدر ناله می‌کنند و رمه های گاوان شوریده احوالند، چونکه مرتعی ندارند وگله های گوسفند نیز تلف شده‌اند. bible_en_fa Therefore I will be unto them as a lion: as a leopard by the way will I observe them: ‌ای خداوندنزد تو تضرع می‌نمایم زیرا که آتش مرتع های صحرا را سوزانیده و شعله همه درختان صحرا را افروخته است.بهایم صحرا بسوی تو صیحه می‌زنند زیرا که جویهای آب خشک شده و آتش مرتعهای صحرا را سوزانیده است. bible_en_fa I will meet them as a bear that is bereaved of her whelps, and will rend the caul of their heart, and there will I devour them like a lion: the wild beast shall tear them. بهایم صحرا بسوی تو صیحه می‌زنند زیرا که جویهای آب خشک شده و آتش مرتعهای صحرا را سوزانیده است. bible_en_fa O Israel, thou hast destroyed thyself; but in me is thine help. در صهیون کرنا بنوازید و در کوه مقدس من صدا بلند کنید! تمامی ساکنان زمین بلرزندزیرا روز خداوند می‌آید و نزدیک است. bible_en_fa I will be thy king: where is any other that may save thee in all thy cities? and thy judges of whom thou saidst, Give me a king and princes? روزتاریکی و ظلمت، روز ابرها و ظلمت غلیظ مثل فجر منبسط بر کوهها! امتی عظیم و قوی که مانندآن از ازل نبوده و بعد از این تا سالها و دهرهای بسیار نخواهد بود. bible_en_fa I gave thee a king in mine anger, and took him away in my wrath. پیش روی ایشان آتش می‌سوزاند و در عقب ایشان شعله ملتهب می‌گردد. پیش روی ایشان، زمین مثل باغ عدن ودر عقب ایشان، بیابان بایر است و نیز از ایشان احدی رهایی نمی یابد. bible_en_fa The iniquity of Ephraim is bound up; his sin is hid. منظر ایشان مثل منظراسبان است و مانند اسب‌سواران می‌تازند. bible_en_fa The sorrows of a travailing woman shall come upon him: he is an unwise son; for he should not stay long in the place of the breaking forth of children. مثل صدای ارابه‌ها بر قله کوهها جست و خیزمی کنند؛ مثل صدای شعله آتش که کاه رامی سوزاند؛ مانند امت عظیمی که برای جنگ صف بسته باشند. bible_en_fa I will ransom them from the power of the grave; I will redeem them from death: O death, I will be thy plagues; O grave, I will be thy destruction: repentance shall be hid from mine eyes. از حضور ایشان قوم هامی لرزند. تمامی رویها رنگ پریده می‌شود. bible_en_fa Though he be fruitful among his brethren, an east wind shall come, the wind of the LORD shall come up from the wilderness, and his spring shall become dry, and his fountain shall be dried up: he shall spoil the treasure of all pleasant vessels. مثل جباران می‌دوند، مثل مردان جنگی بر حصارهابرمی آیند و هر کدام به راه خود می‌آیند وطریقهای خود را تبدیل نمی کنند. bible_en_fa Samaria shall become desolate; for she hath rebelled against her God: they shall fall by the sword: their infants shall be dashed in pieces, and their women with child shall be ripped up. بر یکدیگرازدحام نمی کنند، زیرا هرکس به راه خودمی خرامد. از میان حربه‌ها هجوم می‌آورند وصف های خود را نمی شکنند. bible_en_fa O Israel, return unto the LORD thy God; for thou hast fallen by thine iniquity. بر شهرمی جهند، به روی حصارها می‌دوند، به خانه هابرمی آیند. مثل دزدان از پنجره‌ها داخل می شوند. bible_en_fa Take with you words, and turn to the LORD: say unto him, Take away all iniquity, and receive us graciously: so will we render the calves of our lips. از حضور ایشان زمین متزلزل وآسمانها مرتعش می‌شود؛ آفتاب و ماه سیاه می‌شوند و ستارگان نور خویش را باز می‌دارند. bible_en_fa Asshur shall not save us; we will not ride upon horses: neither will we say any more to the work of our hands, Ye are our gods: for in thee the fatherless findeth mercy. و خداوند آواز خود را پیش لشکر خویش بلند می‌کند، زیرا اردوی او بسیار عظیم است و آنکه سخن خود را بجا می‌آورد، قدیراست. زیرا روز خداوند عظیم و بی‌نهایت مهیب است و کیست که طاقت آن را داشته باشد. bible_en_fa I will heal their backsliding, I will love them freely: for mine anger is turned away from him. و لکن الان خداوند می‌گوید با تمامی دل وبا روزه و گریه و ماتم بسوی من بازگشت نمایید. bible_en_fa I will be as the dew unto Israel: he shall grow as the lily, and cast forth his roots as Lebanon. و دل خود را چاک کنید نه رخت خویش را وبه یهوه خدای خود بازگشت نمایید زیرا که اورئوف و رحیم است و دیرخشم و کثیراحسان و ازبلا پشیمان می‌شود. bible_en_fa His branches shall spread, and his beauty shall be as the olive tree, and his smell as Lebanon. که می‌داند که شایدبرگردد و پشیمان شود و در عقب خود برکتی واگذارد، یعنی هدیه آردی و هدیه ریختنی برای یهوه خدای شما. bible_en_fa They that dwell under his shadow shall return; they shall revive as the corn, and grow as the vine: the scent thereof shall be as the wine of Lebanon. در صهیون کرنا بنوازید وروزه را تعیین کرده، محفل مقدس را ندا کنید. bible_en_fa Ephraim shall say, What have I to do any more with idols? I have heard him, and observed him: I am like a green fir tree. From me is thy fruit found. قوم را جمع کنید، جماعت را تقدیس نمایید، پیران و کودکان و شیرخوارگان را فراهم آورید. داماد از حجره خود و عروس از حجله خویش بیرون آیند. bible_en_fa Who is wise, and he shall understand these things? prudent, and he shall know them? for the ways of the LORD are right, and the just shall walk in them: but the transgressors shall fall therein. کاهنانی که خدام خداوند هستنددر میان رواق و مذبح گریه کنند و بگویند: «ای خداوند بر قوم خویش شفقت فرما و میراث خویش را به عار مسپار، مبادا امت‌ها بر ایشان حکمرانی نمایند. چرا در میان قومها بگویند که خدای ایشان کجا است؟» bible_en_fa The word of the LORD that came to Joel the son of Pethuel. پس خداوند برای زمین خود به غیرت خواهد آمد و بر قوم خویش شفقت خواهد نمود. bible_en_fa Hear this, ye old men, and give ear, all ye inhabitants of the land. Hath this been in your days, or even in the days of your fathers? و خداوند قوم خود را اجابت نموده، خواهدگفت: «اینک من گندم و شیره و روغن را برای شمامی فرستم تا از آنها سیر شوید و شما را بار دیگردر میان امت‌ها عار نخواهم ساخت. bible_en_fa Tell ye your children of it, and let your children tell their children, and their children another generation. و لشکرشمالی را از شما دور کرده، به زمین خشک ویران خواهم راند که مقدمه آن بر دریای شرقی وساقه‌اش بر دریای غربی خواهد بود و بوی بدش بلند خواهد شد و عفونتش برخواهد آمد زیراکارهای عظیم کرده است.» bible_en_fa That which the palmerworm hath left hath the locust eaten; and that which the locust hath left hath the cankerworm eaten; and that which the cankerworm hath left hath the caterpiller eaten. ‌ای زمین مترس! وجد و شادی بنما زیرایهوه کارهای عظیم کرده است. bible_en_fa Awake, ye drunkards, and weep; and howl, all ye drinkers of wine, because of the new wine; for it is cut off from your mouth. ‌ای بهایم صحرا مترسید زیرا که مرتع های بیابان سبز شد ودرختان میوه خود را آورد و انجیر و مو قوت خویش را دادند. bible_en_fa For a nation is come up upon my land, strong, and without number, whose teeth are the teeth of a lion, and he hath the cheek teeth of a great lion. ‌ای پسران صهیون در یهوه خدای خویش وجد و شادی نمایید، زیرا که باران اولین را به اندازه‌اش به شما داده است وباران اول و آخر را در وقت برای شما بارانیده است. bible_en_fa He hath laid my vine waste, and barked my fig tree: he hath made it clean bare, and cast it away; the branches thereof are made white. پس خرمن از گندم پر خواهد شد ومعصره‌ها از شیره و روغن لبریز خواهد گردید. bible_en_fa Lament like a virgin girded with sackcloth for the husband of her youth. و سالهایی را که ملخ و لنبه و سوس و سن یعنی لشکر عظیم من که بر شما فرستاده بودم خوردندبه شما رد خواهم نمود. bible_en_fa The meat offering and the drink offering is cut off from the house of the LORD; the priests, the LORD's ministers, mourn. و غذای بسیارخورده، سیر خواهید شد و اسم یهوه خدای خودرا که برای شما کارهای عجیب کرده است، تسبیح خواهید خواند و قوم من تا به ابد خجل نخواهند شد. bible_en_fa The field is wasted, the land mourneth; for the corn is wasted: the new wine is dried up, the oil languisheth. و خواهید دانست که من در میان اسرائیل می‌باشم و من یهوه خدای شما هستم ودیگری نیست و قوم من خجل نخواهند شد تاابدالاباد. bible_en_fa Be ye ashamed, O ye husbandmen; howl, O ye vinedressers, for the wheat and for the barley; because the harvest of the field is perished. و بعد از آن روح خود را بر همه بشر خواهم ریخت و پسران و دختران شما نبوت خواهندنمود و پیران شما و جوانان شما رویاها خواهنددید. bible_en_fa The vine is dried up, and the fig tree languisheth; the pomegranate tree, the palm tree also, and the apple tree, even all the trees of the field, are withered: because joy is withered away from the sons of men. و در آن ایام روح خود را بر غلامان وکنیزان نیز خواهم ریخت. bible_en_fa Gird yourselves, and lament, ye priests: howl, ye ministers of the altar: come, lie all night in sackcloth, ye ministers of my God: for the meat offering and the drink offering is withholden from the house of your God. و آیات را از خون وآتش و ستونهای دود در آسمان و زمین ظاهرخواهم ساخت. bible_en_fa Sanctify ye a fast, call a solemn assembly, gather the elders and all the inhabitants of the land into the house of the LORD your God, and cry unto the LORD, آفتاب به تاریکی و ماه به خون مبدل خواهند شد، پیش از ظهور یوم عظیم ومهیب خداوند.و واقع خواهد شد هر‌که نام خداوند را بخواند نجات یابد زیرا در کوه صهیون و در اورشلیم چنانکه خداوند گفته است بقیتی خواهد بود و در میان باقی ماندگان آنانی که خداوند ایشان را خوانده است. bible_en_fa Alas for the day! for the day of the LORD is at hand, and as a destruction from the Almighty shall it come. و واقع خواهد شد هر‌که نام خداوند را بخواند نجات یابد زیرا در کوه صهیون و در اورشلیم چنانکه خداوند گفته است بقیتی خواهد بود و در میان باقی ماندگان آنانی که خداوند ایشان را خوانده است. bible_en_fa Is not the meat cut off before our eyes, yea, joy and gladness from the house of our God? زیرا اینک در آن ایام و در آن زمان چون اسیری یهودا و اورشلیم را برگردانیده باشم، bible_en_fa The seed is rotten under their clods, the garners are laid desolate, the barns are broken down; for the corn is withered. آنگاه جمیع امت‌ها را جمع کرده، به وادی یهوشافاط فرود خواهم آورد و در آنجا باایشان درباره قوم خود و میراث خویش اسرائیل محاکمه خواهم نمود زیرا که ایشان را در میان امت‌ها پراکنده ساخته و زمین مرا تقسیم نموده‌اند. bible_en_fa How do the beasts groan! the herds of cattle are perplexed, because they have no pasture; yea, the flocks of sheep are made desolate. و بر قوم من قرعه انداخته و پسری درعوض فاحشه‌ای داده و دختری به شراب فروخته‌اند تا بنوشند. bible_en_fa O LORD, to thee will I cry: for the fire hath devoured the pastures of the wilderness, and the flame hath burned all the trees of the field. و حال‌ای صور و صیدون و تمامی دیار فلسطینیان شما را با من چه‌کار است؟ آیا شما به من جزا می‌رسانید؟ و اگر به من جزا برسانید من جزای شما را بزودی هر‌چه تمام تر به‌سر شما رد خواهم نمود. bible_en_fa The beasts of the field cry also unto thee: for the rivers of waters are dried up, and the fire hath devoured the pastures of the wilderness. چونکه نقره و طلا و نفایس زیبای مرا گرفته، آنها را به هیکل های خود درآوردید. bible_en_fa Blow ye the trumpet in Zion, and sound an alarm in my holy mountain: let all the inhabitants of the land tremble: for the day of the LORD cometh, for it is nigh at hand; و پسران یهودا وپسران اورشلیم را به پسران یونانیان فروختید تاایشان را از حدود ایشان دور کنید. bible_en_fa A day of darkness and of gloominess, a day of clouds and of thick darkness, as the morning spread upon the mountains: a great people and a strong; there hath not been ever the like, neither shall be any more after it, even to the years of many generations. اینک من ایشان را از مکانی که ایشان را به آن فروختید، خواهم برانگیزانید و اعمال شما را به‌سر شماخواهم برگردانید. bible_en_fa A fire devoureth before them; and behind them a flame burneth: the land is as the garden of Eden before them, and behind them a desolate wilderness; yea, and nothing shall escape them. و پسران و دختران شما را به‌دست بنی یهودا خواهم فروخت تا ایشان را به سبائیان که امتی بعید می‌باشند بفروشند زیراخداوند این را گفته است. bible_en_fa The appearance of them is as the appearance of horses; and as horsemen, so shall they run. این را در میان امت‌ها ندا کنید. تدارک جنگ بینید و جباران را برانگیزانید. تمامی مردان جنگی نزدیک شده، برآیند. bible_en_fa Like the noise of chariots on the tops of mountains shall they leap, like the noise of a flame of fire that devoureth the stubble, as a strong people set in battle array. گاوآهنهای خود را برای شمشیرها و اره های خویش را برای نیزه‌ها خردکنید و مرد ضعیف بگوید: من قوی هستم. bible_en_fa Before their face the people shall be much pained: all faces shall gather blackness. ‌ای همه امت‌ها بشتابید و بیایید و از هر طرف جمع شوید! ای خداوند شجاعان خود را به آنجا فرودآور! bible_en_fa They shall run like mighty men; they shall climb the wall like men of war; and they shall march every one on his ways, and they shall not break their ranks: امت‌ها برانگیخته شوند و به وادی یهوشافاط برآیند زیرا که من در آنجا خواهم نشست تا بر همه امت هایی که به اطراف آن هستند داوری نمایم. bible_en_fa Neither shall one thrust another; they shall walk every one in his path: and when they fall upon the sword, they shall not be wounded. داس را پیش آورید زیراکه حاصل رسیده است. بیایید پایمال کنید زیراکه معصره‌ها پر شده و چرخشتها لبریز گردیده است چونکه شرارت شما عظیم است. bible_en_fa They shall run to and fro in the city; they shall run upon the wall, they shall climb up upon the houses; they shall enter in at the windows like a thief. جماعتها، جماعتها در وادی قضا! زیرا روزخداوند در وادی قضا نزدیک است. bible_en_fa The earth shall quake before them; the heavens shall tremble: the sun and the moon shall be dark, and the stars shall withdraw their shining: آفتاب وماه سیاه می‌شوند و ستارگان تابش خود رابازمی دارند. bible_en_fa And the LORD shall utter his voice before his army: for his camp is very great: for he is strong that executeth his word: for the day of the LORD is great and very terrible; and who can abide it? و خداوند از صهیون نعره می‌زندو آواز خود را از اورشلیم بلند می‌کند و آسمان وزمین متزلزل می‌شود، اما خداوند ملجای قوم خود و ملاذ بنی‌اسرائیل خواهد بود. bible_en_fa Therefore also now, saith the LORD, turn ye even to me with all your heart, and with fasting, and with weeping, and with mourning: پس خواهید دانست که من یهوه خدای شما در کوه مقدس خویش صهیون ساکن می‌باشم و اورشلیم مقدس خواهد بود و بیگانگان دیگر از آن عبور نخواهند نمود. bible_en_fa And rend your heart, and not your garments, and turn unto the LORD your God: for he is gracious and merciful, slow to anger, and of great kindness, and repenteth him of the evil. و در آن روزکوهها عصیر انگور را خواهند چکانید و کوهها به شیر جاری خواهد شد و تمامی وادیهای یهودا به آب جاری خواهد گردید و چشمه‌ای از خانه خداوند بیرون آمده، وادی شطیم را سیراب خواهد ساخت. bible_en_fa Who knoweth if he will return and repent, and leave a blessing behind him; even a meat offering and a drink offering unto the LORD your God? مصر ویران خواهد شد و ادوم به بیابان بایر مبدل خواهد گردید، به‌سبب ظلمی که بر بنی یهودا نمودند و خون بی‌گناهان را درزمین ایشان ریختند.و یهودا تا ابدالابادمسکون خواهد شد و اورشلیم تا دهرهای بسیار. bible_en_fa Blow the trumpet in Zion, sanctify a fast, call a solemn assembly: و یهودا تا ابدالابادمسکون خواهد شد و اورشلیم تا دهرهای بسیار. bible_en_fa Gather the people, sanctify the congregation, assemble the elders, gather the children, and those that suck the breasts: let the bridegroom go forth of his chamber, and the bride out of her closet. آنها را در ایام عزیا، پادشاه یهودا و ایام یربعام بن یوآش، پادشاه اسرائیل در سال قبل اززلزله درباره اسرائیل دید. bible_en_fa Let the priests, the ministers of the LORD, weep between the porch and the altar, and let them say, Spare thy people, O LORD, and give not thine heritage to reproach, that the heathen should rule over them: wherefore should they say among the people, Where is their God? پس گفت: خداوند ازصهیون نعره می‌زند و آواز خود را از اورشلیم بلند می‌کند و مرتع های شبانان ماتم می‌گیرند وقله کرمل خشک می‌گردد. bible_en_fa Then will the LORD be jealous for his land, and pity his people. خداوند چنین می‌گوید: به‌سبب سه و چهارتقصیر دمشق عقوبتش را نخواهم برگردانید زیراکه جلعاد را به چومهای آهنین کوفتند. bible_en_fa Yea, the LORD will answer and say unto his people, Behold, I will send you corn, and wine, and oil, and ye shall be satisfied therewith: and I will no more make you a reproach among the heathen: پس آتش در خاندان حزائیل خواهم فرستاد تاقصرهای بنهدد را بسوزاند. bible_en_fa But I will remove far off from you the northern army, and will drive him into a land barren and desolate, with his face toward the east sea, and his hinder part toward the utmost sea, and his stink shall come up, and his ill savour shall come up, because he hath done great things. و پشت بندهای دمشق را خواهم شکست و ساکنان را از همواری آون و صاحب عصا را از بیت عدن منقطع خواهم ساخت و خداوند می‌گوید که قوم ارام به قیر به اسیری خواهند رفت. bible_en_fa Fear not, O land; be glad and rejoice: for the LORD will do great things. خداوند چنین می‌گوید: به‌سبب سه و چهارتقصیر غزه عقوبتش را نخواهم برگردانید زیرا که تمامی (قوم را) به اسیری بردند تا ایشان را به ادوم تسلیم نمایند. bible_en_fa Be not afraid, ye beasts of the field: for the pastures of the wilderness do spring, for the tree beareth her fruit, the fig tree and the vine do yield their strength. پس آتش به حصارهای غزه خواهم فرستاد تا قصرهایش را بسوزاند. bible_en_fa Be glad then, ye children of Zion, and rejoice in the LORD your God: for he hath given you the former rain moderately, and he will cause to come down for you the rain, the former rain, and the latter rain in the first month. وساکنان را از اشدود و صاحب عصا را از اشقلون منقطع ساخته، دست خود را به عقرون فرودخواهم آورد و خداوند یهوه می‌گوید که باقی ماندگان فلسطینیان هلاک خواهند شد. bible_en_fa And the floors shall be full of wheat, and the fats shall overflow with wine and oil. خداوند چنین می‌گوید: به‌سبب سه و چهارتقصیر صور عقوبتش را نخواهم برگردانید زیرا که تمامی (قوم را) به اسیری برده، ایشان را به ادوم تسلیم نمودند و عهد برادران را به یاد نیاوردند. bible_en_fa And I will restore to you the years that the locust hath eaten, the cankerworm, and the caterpiller, and the palmerworm, my great army which I sent among you. پس آتش بر حصارهای صور خواهم فرستاد تاقصرهایش را بسوزاند. bible_en_fa And ye shall eat in plenty, and be satisfied, and praise the name of the LORD your God, that hath dealt wondrously with you: and my people shall never be ashamed. خداوند چنین می‌گوید: به‌سبب سه وچهار تقصیر ادوم عقوبتش را نخواهم برگردانیدزیرا که برادر خود را به شمشیر تعاقب نمود ورحمهای خویش را تباه ساخت و خشم اوپیوسته می‌درید و غضب خود را دایم نگاه می‌داشت. bible_en_fa And ye shall know that I am in the midst of Israel, and that I am the LORD your God, and none else: and my people shall never be ashamed. پس آتش بر تیمان خواهم فرستادتا قصرهای بصره را بسوزاند. bible_en_fa And it shall come to pass afterward, that I will pour out my spirit upon all flesh; and your sons and your daughters shall prophesy, your old men shall dream dreams, your young men shall see visions: خداوند چنین می‌گوید: به‌سبب سه وچهار تقصیر بنی عمون عقوبتش را نخواهم برگردانید زیرا که زنان حامله جلعاد را شکم پاره کردند تا حدود خویش را وسیع گردانند. bible_en_fa And also upon the servants and upon the handmaids in those days will I pour out my spirit. پس آتش در حصارهای ربه مشتعل خواهم ساخت تاقصرهایش را با صدای عظیمی در روز جنگ و باتندبادی در روز طوفان بسوزاند.و خداوندمی گوید که پادشاه ایشان به اسیری خواهد رفت او و سرورانش جمیع. bible_en_fa And I will shew wonders in the heavens and in the earth, blood, and fire, and pillars of smoke. و خداوندمی گوید که پادشاه ایشان به اسیری خواهد رفت او و سرورانش جمیع. bible_en_fa The sun shall be turned into darkness, and the moon into blood, before the great and the terrible day of the LORD come. چهار تقصیر موآب عقوبتش را نخواهم برگردانید زیرا که استخوانهای پادشاه ادوم راآهک پختند. bible_en_fa And it shall come to pass, that whosoever shall call on the name of the LORD shall be delivered: for in mount Zion and in Jerusalem shall be deliverance, as the LORD hath said, and in the remnant whom the LORD shall call. پس آتش بر موآب می‌فرستم تاقصرهای قریوت را بسوزاند و موآب با هنگامه وخروش و صدای کرنا خواهد مرد. bible_en_fa For, behold, in those days, and in that time, when I shall bring again the captivity of Judah and Jerusalem, و خداوندمی گوید که داور را از میانش منقطع خواهم ساخت و همه سرورانش را با وی خواهم کشت. bible_en_fa I will also gather all nations, and will bring them down into the valley of Jehoshaphat, and will plead with them there for my people and for my heritage Israel, whom they have scattered among the nations, and parted my land. خداوند چنین می‌گوید: به‌سبب سه و چهارتقصیر یهودا عقوبتش را نخواهم برگردانید زیراکه شریعت خداوند را ترک نموده، فرایض او رانگاه نداشتند و دروغهای ایشان که پدرانشان آنهارا پیروی نمودند ایشان را گمراه کرد. bible_en_fa And they have cast lots for my people; and have given a boy for an harlot, and sold a girl for wine, that they might drink. پس آتش بر یهودا خواهم فرستاد تا قصرهای اورشلیم رابسوزاند. bible_en_fa Yea, and what have ye to do with me, O Tyre, and Zidon, and all the coasts of Palestine? will ye render me a recompence? and if ye recompence me, swiftly and speedily will I return your recompence upon your own head; خداوند چنین می‌گوید: به‌سبب سه و چهارتقصیر اسرائیل عقوبتش را نخواهم برگردانیدزیرا که مرد عادل را به نقره و مسکین را به زوج نعلین فروختند. bible_en_fa Because ye have taken my silver and my gold, and have carried into your temples my goodly pleasant things: و به غبار زمین که بر سرمسکینان است حرص دارند و راه حلیمان رامنحرف می‌سازند و پسر و پدر به یک دختردرآمده، اسم قدوس مرا بی‌حرمت می‌کنند. bible_en_fa The children also of Judah and the children of Jerusalem have ye sold unto the Grecians, that ye might remove them far from their border. وبر رختی که گرو می‌گیرند، نزد هر مذبح می‌خوابند و شراب جریمه شدگان را در خانه خدای خود می‌نوشند. bible_en_fa Behold, I will raise them out of the place whither ye have sold them, and will return your recompence upon your own head: و حال آنکه من اموریان را که قامت ایشان مانند قد سرو آزاد بود و ایشان مثل بلوط تنومندبودند، پیش روی ایشان هلاک ساختم و میوه ایشان را از بالا و ریشه های ایشان را از پایین تلف نمودم. bible_en_fa And I will sell your sons and your daughters into the hand of the children of Judah, and they shall sell them to the Sabeans, to a people far off: for the LORD hath spoken it. و من شما را از زمین مصر برآورده، چهل سال در بیابان گردش دادم تا زمین اموریان رابه تصرف آورید. bible_en_fa Proclaim ye this among the Gentiles; Prepare war, wake up the mighty men, let all the men of war draw near; let them come up: و بعضی از پسران شما را انبیاو بعضی از جوانان شما را نذیره قرار دادم. خداوند می‌گوید: ای بنی‌اسرائیل آیا چنین نیست؟ bible_en_fa Beat your plowshares into swords, and your pruninghooks into spears: let the weak say, I am strong. اما شما نذیره‌ها را شراب نوشانیدید وانبیا را نهی نموده، گفتید که نبوت مکنید. bible_en_fa Assemble yourselves, and come, all ye heathen, and gather yourselves together round about: thither cause thy mighty ones to come down, O LORD. اینک من شما را تنگ خواهم گذارد چنانکه ارابه‌ای که از بافه‌ها پر باشد، تنگ گذارده می‌شود. bible_en_fa Let the heathen be wakened, and come up to the valley of Jehoshaphat: for there will I sit to judge all the heathen round about. و مفر برای تندرو فوت خواهد شد و تنومند به توانایی خویش غالب نخواهد آمد و جبار جان خود را نخواهد رهانید. bible_en_fa Put ye in the sickle, for the harvest is ripe: come, get you down; for the press is full, the fats overflow; for their wickedness is great. و تیرانداز نخواهدایستاد و تیزپا خود را نخواهد رهانید و اسب‌سوارجان خود را خلاصی نخواهد داد.و خداوندمی گوید که شجاع ترین جباران در آن روز عریان خواهند گریخت. bible_en_fa Multitudes, multitudes in the valley of decision: for the day of the LORD is near in the valley of decision. و خداوندمی گوید که شجاع ترین جباران در آن روز عریان خواهند گریخت. bible_en_fa The sun and the moon shall be darkened, and the stars shall withdraw their shining. این کلام را بشنوید که خداوند آن را به ضدشما‌ای بنی‌اسرائیل و به ضد تمامی خاندانی که از زمین مصر بیرون آوردم، تنطق نموده و گفته است: bible_en_fa The LORD also shall roar out of Zion, and utter his voice from Jerusalem; and the heavens and the earth shall shake: but the LORD will be the hope of his people, and the strength of the children of Israel. من شما را فقط از تمامی قبایل زمین شناختم پس عقوبت تمام گناهان شما را بر شما خواهم رسانید. bible_en_fa So shall ye know that I am the LORD your God dwelling in Zion, my holy mountain: then shall Jerusalem be holy, and there shall no strangers pass through her any more. آیا دو نفر با هم راه می‌روند جز آنکه متفق شده باشند؟ آیا شیر در جنگل غرش می‌کند حینی که شکار نداشته باشد؟ آیا شیر ژیان آواز خود را از بیشه‌اش می‌دهد حینی که چیزی نگرفته باشد؟ bible_en_fa And it shall come to pass in that day, that the mountains shall drop down new wine, and the hills shall flow with milk, and all the rivers of Judah shall flow with waters, and a fountain shall come forth of the house of the LORD, and shall water the valley of Shittim. آیا مرغ به دام زمین می‌افتد، جایی که تله برای او نباشد؟ آیا دام از زمین برداشته می‌شود، حینی که چیزی نگرفته باشد؟ bible_en_fa Egypt shall be a desolation, and Edom shall be a desolate wilderness, for the violence against the children of Judah, because they have shed innocent blood in their land. آیا کرنادر شهر نواخته می‌شود و خلق نترسند؟ bible_en_fa But Judah shall dwell for ever, and Jerusalem from generation to generation. آیا بلابر شهر وارد بیاید و خداوند آن را نفرموده باشد؟ bible_en_fa For I will cleanse their blood that I have not cleansed: for the LORD dwelleth in Zion. زیرا خداوند یهوه کاری نمی کند جز اینکه سرخویش را به بندگان خود انبیا مکشوف می‌سازد. bible_en_fa The words of Amos, who was among the herdman of Tekoa, which he saw concerning Israel in the days of Uzziah king of Judah, and in the days of Jeroboam the son of Joash king of Israel, two years before the earthquake. شیر غرش کرده است، کیست که نترسد؟ خداوند یهوه تکلم نموده است: کیست که نبوت ننماید؟ bible_en_fa And he said, The LORD will roar from Zion, and utter his voice from Jerusalem; and the habitations of the shepherds shall mourn, and the top of Carmel shall wither. بر قصرهای اشدود و بر قصرهای زمین مصرندا کنید و بگویید بر کوههای سامره جمع شوید و ملاحظه نمایید که چه هنگامه های عظیم دروسط آن و چه ظلمها در میانش واقع شده است. bible_en_fa Thus saith the LORD; For three transgressions of Damascus, and for four, I will not turn away the punishment thereof; because they have threshed Gilead with threshing instruments of iron: زیرا خداوند می‌گوید: آنانی که ظلم و غارت را در قصرهای خود ذخیره می‌کنندراست کرداری را نمی دانند. bible_en_fa But I will send a fire into the house of Hazael, which shall devour the palaces of Ben-hadad. بنابراین خداوندیهوه چنین می‌گوید: دشمن به هر طرف زمین خواهد بود و قوت تو را از تو به زیر خواهد آوردو قصرهایت تاراج خواهد شد. bible_en_fa I will break also the bar of Damascus, and cut off the inhabitant from the plain of Aven, and him that holdeth the sceptre from the house of Eden: and the people of Syria shall go into captivity unto Kir, saith the LORD. خداوند چنین می‌گوید: چنانکه شبان دوساق یا نرمه گوش را از دهان شیر رها می‌کند، همچنان بنی‌اسرائیل که در سامره در گوشه‌ای بستری و در دمشق در فراشی ساکنند رهایی خواهند یافت. bible_en_fa Thus saith the LORD; For three transgressions of Gaza, and for four, I will not turn away the punishment thereof; because they carried away captive the whole captivity, to deliver them up to Edom: خداوند یهوه خدای لشکرهامی گوید: بشنوید و به خاندان یعقوب شهادت دهید. bible_en_fa But I will send a fire on the wall of Gaza, which shall devour the palaces thereof: زیرا در روزی که عقوبت تقصیرهای اسرائیل را به وی رسانم بر مذبح های بیت ئیل نیزعقوبت خواهم رسانید و شاخهای مذبح قطع شده، به زمین خواهد افتاد.و خداوند می‌گوید که خانه زمستانی را باخانه تابستانی خراب خواهم کرد و خانه های عاج تلف خواهد شد و خانه های عظیم منهدم خواهدگردید.» bible_en_fa And I will cut off the inhabitant from Ashdod, and him that holdeth the sceptre from Ashkelon, and I will turn mine hand against Ekron: and the remnant of the Philistines shall perish, saith the Lord GOD. و خداوند می‌گوید که خانه زمستانی را باخانه تابستانی خراب خواهم کرد و خانه های عاج تلف خواهد شد و خانه های عظیم منهدم خواهدگردید.» bible_en_fa Thus saith the LORD; For three transgressions of Tyrus, and for four, I will not turn away the punishment thereof; because they delivered up the whole captivity to Edom, and remembered not the brotherly covenant: ای گاوان باشان که بر کوههای سامره می باشید و بر مسکینان ظلم نموده، فقیران را ستم می‌کنید و به آقایان ایشان می‌گوییدبیاورید تا بنوشیم، این کلام را بشنوید! bible_en_fa But I will send a fire on the wall of Tyrus, which shall devour the palaces thereof. خداوندیهوه به قدوسیت خود قسم خورده است که اینک ایامی بر شما می‌آید که شما را با غلها خواهندکشید و باقی ماندگان شما را با قلابهای ماهی. bible_en_fa Thus saith the LORD; For three transgressions of Edom, and for four, I will not turn away the punishment thereof; because he did pursue his brother with the sword, and did cast off all pity, and his anger did tear perpetually, and he kept his wrath for ever: وخداوند می‌گوید که هر یک از شما از شکافهای روبروی خود بیرون خواهد رفت و شما به هرمون افکنده خواهید شد. bible_en_fa But I will send a fire upon Teman, which shall devour the palaces of Bozrah. به بیت ئیل بیایید و عصیان بوزرید و به جلجال آمده، عصیان را زیاد کنید و هر بامدادقربانی های خود را بیاورید و هر سه روزعشرهای خود را. bible_en_fa Thus saith the LORD; For three transgressions of the children of Ammon, and for four, I will not turn away the punishment thereof; because they have ripped up the women with child of Gilead, that they might enlarge their border: و قربانی های تشکر باخمیرمایه بگذرانید و هدایای تبرعی را ندا کرده، اعلان نمایید زیرا‌ای بنی‌اسرائیل همین پسندیده شما است! قول خداوند یهوه این است. bible_en_fa But I will kindle a fire in the wall of Rabbah, and it shall devour the palaces thereof, with shouting in the day of battle, with a tempest in the day of the whirlwind: و من نیزنظافت دندان را در جمیع شهرهای شما و احتیاج نان را در جمیع مکانهای شما به شما دادم. معهذاخداوند می‌گوید بسوی من بازگشت ننمودید. bible_en_fa And their king shall go into captivity, he and his princes together, saith the LORD. و من نیز حینی که سه ماه تا درو مانده بود، باران را از شما منع نمودم و بر یک شهر بارانیدم وبر شهر دیگر نبارانیدم و بر یک قطعه باران آمد وقطعه دیگر که باران نیافت خشک شد. bible_en_fa Thus saith the LORD; For three transgressions of Moab, and for four, I will not turn away the punishment thereof; because he burned the bones of the king of Edom into lime: پس اهل دو یا سه شهر بسوی یک شهر برای نوشیدن آب آواره شدند، اما سیراب نگشتند و خداوندمی گوید که بسوی من بازگشت ننمودید. bible_en_fa But I will send a fire upon Moab, and it shall devour the palaces of Kerioth: and Moab shall die with tumult, with shouting, and with the sound of the trumpet: و شمارا به باد سموم و یرقان مبتلا ساختم و ملخ بسیاری از باغها و تاکستانها و انجیرها و زیتونهای شما را خورد. معهذا خداوند می‌گوید بسوی من بازگشت ننمودید. bible_en_fa And I will cut off the judge from the midst thereof, and will slay all the princes thereof with him, saith the LORD. و وبا را به رسم مصر بر شمافرستادم و جوانان شما را به شمشیر کشتم واسبان شما را بردند و عفونت اردوهای شما به بینی شما برآمد. معهذا خداوند می‌گوید بسوی من بازگشت ننمودید. bible_en_fa Thus saith the LORD; For three transgressions of Judah, and for four, I will not turn away the punishment thereof; because they have despised the law of the LORD, and have not kept his commandments, and their lies caused them to err, after the which their fathers have walked: و بعضی از شما را به نهجی که خدا سدوم و عموره را واژگون ساخت سرنگون نمودم و مانند مشعلی که از میان آتش گرفته شود بودید. معهذا خداوند می‌گوید بسوی من بازگشت ننمودید. bible_en_fa But I will send a fire upon Judah, and it shall devour the palaces of Jerusalem. بنابراین‌ای اسرائیل به اینطور با تو عمل خواهم نمود و چونکه به اینطور با تو عمل خواهم نمود، پس‌ای اسرائیل خویشتن را مهیاساز تا با خدای خود ملاقات نمایی.زیرا اینک آن که کوهها را ساخته و باد را آفریده است وانسان را از فکرهای خودش اطلاع می‌دهد و فجررا به تاریکی مبدل می‌سازد و بر بلندیهای زمین می‌خرامد، یهوه خدای لشکرها اسم او می‌باشد. bible_en_fa Thus saith the LORD; For three transgressions of Israel, and for four, I will not turn away the punishment thereof; because they sold the righteous for silver, and the poor for a pair of shoes; زیرا اینک آن که کوهها را ساخته و باد را آفریده است وانسان را از فکرهای خودش اطلاع می‌دهد و فجررا به تاریکی مبدل می‌سازد و بر بلندیهای زمین می‌خرامد، یهوه خدای لشکرها اسم او می‌باشد. bible_en_fa That pant after the dust of the earth on the head of the poor, and turn aside the way of the meek: and a man and his father will go in unto the same maid, to profane my holy name: ای خاندان اسرائیل این کلام را که برای مرثیه بر شما می‌خوانم بشنوید. bible_en_fa And they lay themselves down upon clothes laid to pledge by every altar, and they drink the wine of the condemned in the house of their god. دخترباکره اسرائیل افتاده است و دیگر نخواهدبرخاست. بر زمین خود انداخته شده، و احدی نیست که او را برخیزاند. bible_en_fa Yet destroyed I the Amorite before them, whose height was like the height of the cedars, and he was strong as the oaks; yet I destroyed his fruit from above, and his roots from beneath. زیرا خداوند یهوه چنین می‌گوید: شهری که با هزار نفر بیرون رفت، صد نفر را برای خاندان اسرائیل باقی خواهدداشت و شهری که با صد نفر بیرون رفت، ده نفر راباقی خواهد داشت. bible_en_fa Also I brought you up from the land of Egypt, and led you forty years through the wilderness, to possess the land of the Amorite. زیرا خداوند به خاندان اسرائیل چنین می‌گوید: مرا بطلبید و زنده بمانید. bible_en_fa And I raised up of your sons for prophets, and of your young men for Nazarites. Is it not even thus, O ye children of Israel? saith the LORD. اما بیت ئیل را مطلبید و به جلجال داخل مشویدو به بئرشبع مروید، زیرا جلجال البته به اسیری خواهد رفت و بیت ئیل نیست خواهد شد. bible_en_fa But ye gave the Nazarites wine to drink; and commanded the prophets, saying, Prophesy not. خداوند را بطلبید و زنده مانید، مبادا او مثل آتش در خاندان یوسف افروخته شده، بسوزاند وکسی در بیت ئیل نباشد که آن را خاموش کند. bible_en_fa Behold, I am pressed under you, as a cart is pressed that is full of sheaves. ‌ای شما که انصاف را به افسنتین مبدل می‌سازید و عدالت را به زمین می‌اندازید، bible_en_fa Therefore the flight shall perish from the swift, and the strong shall not strengthen his force, neither shall the mighty deliver himself: آن که ثریا و جبار را آفرید و فجر را به سایه موت مبدل ساخت و روز را مثل شب تاریک گردانید وآبهای دریا را خوانده، آنها را بر روی زمین ریخت، یهوه اسم او می‌باشد؛ bible_en_fa Neither shall he stand that handleth the bow; and he that is swift of foot shall not deliver himself: neither shall he that rideth the horse deliver himself. آنکه خرابی را برزورآوران می‌رساند چنانکه خرابی بر قلعه ها وارد می‌آید؛ bible_en_fa And he that is courageous among the mighty shall flee away naked in that day, saith the LORD. ایشان از آنانی که در محکمه حکم می‌کنند، نفرت دارند و راستگویان رامکروه می‌دارند. bible_en_fa Hear this word that the LORD hath spoken against you, O children of Israel, against the whole family which I brought up from the land of Egypt, saying, بنابراین چونکه مسکینان راپایمال کردید و هدایای گندم از ایشان گرفتید، خانه‌ها را از سنگهای تراشیده بنا خواهید نموداما در آنها ساکن نخواهید شد و تاکستانهای دلپسند غرس خواهید نمود و لیکن شراب آنها رانخواهید نوشید. bible_en_fa You only have I known of all the families of the earth: therefore I will punish you for all your iniquities. زیرا تقصیرهای شما رامی دانم که بسیار است و گناهان شما را که عظیم می‌باشد، زیرا عادلان را به تنگ می‌آورید و رشوه می‌گیرید و فقیران را در محکمه از حق ایشان منحرف می‌سازید. bible_en_fa Can two walk together, except they be agreed? لهذا هر‌که عاقل باشد در آن زمان خاموش خواهد ماند زیرا که زمان بد خواهد بود. bible_en_fa Will a lion roar in the forest, when he hath no prey? will a young lion cry out of his den, if he have taken nothing? نیکویی را بطلبید و نه بدی را تا زنده بمانید وبدین منوال یهوه خدای لشکرها با شما خواهدبود، چنانکه می‌گویید. bible_en_fa Can a bird fall in a snare upon the earth, where no gin is for him? shall one take up a snare from the earth, and have taken nothing at all? از بدی نفرت کنید ونیکویی را دوست دارید و انصاف را در محکمه ثابت نمایید، شاید که یهوه خدای لشکرها بر بقیه یوسف رحمت نماید. bible_en_fa Shall a trumpet be blown in the city, and the people not be afraid? shall there be evil in a city, and the LORD hath not done it? بنابراین، خداوند یهوه خدای لشکرهاچنین می‌گوید: در همه چهارسوها نوحه گری خواهد بود و در همه کوچه‌ها وای وای خواهندگفت و فلاحان را برای ماتم و آنانی را که مرثیه خوانی آموخته شده‌اند، برای نوحه گری خواهند خواند. bible_en_fa Surely the Lord GOD will do nothing, but he revealeth his secret unto his servants the prophets. و در همه تاکستانها نوحه گری خواهد بود، زیرا خداوند می‌گوید که من در میان تو عبور خواهم کرد. bible_en_fa The lion hath roared, who will not fear? the Lord GOD hath spoken, who can but prophesy? وای بر شما که مشتاق روز خداوند می‌باشید. روز خداوند برای شماچه خواهد بود؟ تاریکی و نه روشنایی! bible_en_fa Publish in the palaces at Ashdod, and in the palaces in the land of Egypt, and say, Assemble yourselves upon the mountains of Samaria, and behold the great tumults in the midst thereof, and the oppressed in the midst thereof. مثل کسی‌که از شیری فرار کند و خرسی بدو برخورد، یا کسی‌که به خانه داخل شده، دست خود را بردیوار بنهد و ماری او را بگزد. bible_en_fa For they know not to do right, saith the LORD, who store up violence and robbery in their palaces. آیا روز خداوندتاریکی نخواهد بود و نه روشنایی و ظلمت غلیظی که در آن هیچ درخشندگی نباشد؟ bible_en_fa Therefore thus saith the Lord GOD; An adversary there shall be even round about the land; and he shall bring down thy strength from thee, and thy palaces shall be spoiled. من از عیدهای شما نفرت و کراهت دارم و(عطر) محفل های مقدس شما را استشمام نخواهم کرد. bible_en_fa Thus saith the LORD; As the shepherd taketh out of the mouth of the lion two legs, or a piece of an ear; so shall the children of Israel be taken out that dwell in Samaria in the corner of a bed, and in Damascus in a couch. و اگر‌چه قربانی های سوختنی وهدایای آردی خود را برای من بگذرانید، آن راقبول نخواهم کرد و ذبایح سلامتی پرواریهای شما را منظور نخواهم داشت. bible_en_fa Hear ye, and testify in the house of Jacob, saith the Lord GOD, the God of hosts, آهنگ سرودهای خود را از من دور کن زیرا نغمه بربطهای تو را گوش نخواهم کرد. bible_en_fa That in the day that I shall visit the transgressions of Israel upon him I will also visit the altars of Bethel: and the horns of the altar shall be cut off, and fall to the ground. و انصاف مثل آب و عدالت مانند نهر دایمی جاری بشود. bible_en_fa And I will smite the winter house with the summer house; and the houses of ivory shall perish, and the great houses shall have an end, saith the LORD. ‌ای خاندان اسرائیل آیا شما قربانی‌ها و هدایابرای من مدت چهل سال در بیابان گذرانیدید؟ bible_en_fa Hear this word, ye kine of Bashan, that are in the mountain of Samaria, which oppress the poor, which crush the needy, which say to their masters, Bring, and let us drink. نی بلکه خیمه ملکوم خود و تمثال اصنام خویش و کوکب خدایان خود را که به جهت خویشتن ساخته بودید برداشتید.پس یهوه که نام او خدای لشکرها می‌باشد، می‌فرماید که من شما را به آن طرف دمشق جلای وطن خواهم ساخت. bible_en_fa The Lord GOD hath sworn by his holiness, that, lo, the days shall come upon you, that he will take you away with hooks, and your posterity with fishhooks. پس یهوه که نام او خدای لشکرها می‌باشد، می‌فرماید که من شما را به آن طرف دمشق جلای وطن خواهم ساخت. bible_en_fa And ye shall go out at the breaches, every cow at that which is before her; and ye shall cast them into the palace, saith the LORD. وای بر آنانی که در صهیون ایمن و درکوهستان سامره مطمئن هستند که نقبای امت های اولی که خاندان اسرائیل نزد آنها آمدندمی باشند. bible_en_fa Come to Bethel, and transgress; at Gilgal multiply transgression; and bring your sacrifices every morning, and your tithes after three years: به کلنه عبور کنید و ملاحظه نمایید واز آنجا به حمات بزرگ بروید و به جت فلسطینیان فرود آیید؛ آیا آنها از این ممالک نیکوتر است یا حدود ایشان از حدود شمابزرگتر؟ bible_en_fa And offer a sacrifice of thanksgiving with leaven, and proclaim and publish the free offerings: for this liketh you, O ye children of Israel, saith the Lord GOD. شما که روز بلا را دور می‌کنید و مسند ظلم را نزدیک می‌آورید. bible_en_fa And I also have given you cleanness of teeth in all your cities, and want of bread in all your places: yet have ye not returned unto me, saith the LORD. که بر تختهای عاج می‌خوابید و بر بسترها دراز می‌شوید و بره‌ها را ازگله و گوساله‌ها را از میان حظیره‌ها می‌خورید. bible_en_fa And also I have withholden the rain from you, when there were yet three months to the harvest: and I caused it to rain upon one city, and caused it not to rain upon another city: one piece was rained upon, and the piece whereupon it rained not withered. که با نغمه بربط می‌سرایید و آلات موسیقی رامثل داود برای خود اختراع می‌کنید. bible_en_fa So two or three cities wandered unto one city, to drink water; but they were not satisfied: yet have ye not returned unto me, saith the LORD. و شراب رااز کاسه‌ها می‌نوشید و خویشتن را به بهترین عطریات تدهین می‌نمایید اما به جهت مصیبت یوسف غمگین نمی شوید. bible_en_fa I have smitten you with blasting and mildew: when your gardens and your vineyards and your fig trees and your olive trees increased, the palmerworm devoured them: yet have ye not returned unto me, saith the LORD. بنابراین ایشان الان بااسیران اول به اسیری خواهند رفت و صدای عیش کنندگان دور خواهد شد. bible_en_fa I have sent among you the pestilence after the manner of Egypt: your young men have I slain with the sword, and have taken away your horses; and I have made the stink of your camps to come up unto your nostrils: yet have ye not returned unto me, saith the LORD. خداوند یهوه به ذات خود قسم خورده ویهوه خدای لشکرها فرموده است که من ازحشمت یعقوب نفرت دارم و قصرهایش نزد من مکروه است. پس شهر را با هر‌چه در آن است تسلیم خواهم نمود. bible_en_fa I have overthrown some of you, as God overthrew Sodom and Gomorrah, and ye were as a firebrand plucked out of the burning: yet have ye not returned unto me, saith the LORD. و اگر ده نفر در یک شهرباقی‌مانده باشند ایشان خواهند مرد. bible_en_fa Therefore thus will I do unto thee, O Israel: and because I will do this unto thee, prepare to meet thy God, O Israel. و چون خویشاوندان و دفن کنندگان کسی را بردارند تااستخوانها را از خانه بیرون برند آنگاه به کسی‌که در اندرون خانه باشد خواهند گفت: آیا دیگری نزد تو هست؟ او جواب خواهد داد که نیست. پس خواهند گفت: ساکت باش زیرا نام یهوه نبایدذکر شود. bible_en_fa For, lo, he that formeth the mountains, and createth the wind, and declareth unto man what is his thought, that maketh the morning darkness, and treadeth upon the high places of the earth, The LORD, The God of hosts, is his name. زیرا اینک خداوند امر می‌فرماید وخانه بزرگ به خرابیها و خانه کوچک به شکافهاتلف می‌شود. bible_en_fa Hear ye this word which I take up against you, even a lamentation, O house of Israel. آیا اسبان بر صخره می‌دوند یاآن را با گاوان شیار می‌کنند؟ زیرا که شما انصاف را به حنظل و ثمره عدالت را به افسنتین مبدل ساخته‌اید. bible_en_fa The virgin of Israel is fallen; she shall no more rise: she is forsaken upon her land; there is none to raise her up. و به ناچیز شادی می‌کنید ومی گویید آیا با قوت خویش شاخها برای خودپیدا نکردیم؟زیرا یهوه خدای لشکرهامی گوید: اینک‌ای خاندان اسرائیل من به ضدشما امتی برمی انگیزانم که شما را از مدخل حمات تا نهر عربه به تنگ خواهند‌آورد. bible_en_fa For thus saith the Lord GOD; The city that went out by a thousand shall leave an hundred, and that which went forth by an hundred shall leave ten, to the house of Israel. زیرا یهوه خدای لشکرهامی گوید: اینک‌ای خاندان اسرائیل من به ضدشما امتی برمی انگیزانم که شما را از مدخل حمات تا نهر عربه به تنگ خواهند‌آورد. bible_en_fa For thus saith the LORD unto the house of Israel, Seek ye me, and ye shall live: خداوند یهوه به من چنین نمودار ساخت که اینک در ابتدای روییدن حاصل رش دوم ملخها آفرید و هان حاصل رش دوم بعد از چیدن پادشاه بود. bible_en_fa But seek not Bethel, nor enter into Gilgal, and pass not to Beer-sheba: for Gilgal shall surely go into captivity, and Bethel shall come to nought. و چون تمامی گیاه زمین را خورده بودند، گفتم: «ای خداوند یهوه مستدعی آنکه عفو فرمایی! چگونه بعقوب برخیزد چونکه کوچک است؟» bible_en_fa Seek the LORD, and ye shall live; lest he break out like fire in the house of Joseph, and devour it, and there be none to quench it in Bethel. و خداوند از این پشیمان شد وخداوند گفت: «نخواهد شد.» bible_en_fa Ye who turn judgment to wormwood, and leave off righteousness in the earth, خداوند یهوه به من چنین نمودار ساخت و اینک خداوند یهوه آتش را خواند که محاکمه بکند. پس لجه عظیم رابلعید و زمین را سوزانید. bible_en_fa Seek him that maketh the seven stars and Orion, and turneth the shadow of death into the morning, and maketh the day dark with night: that calleth for the waters of the sea, and poureth them out upon the face of the earth: The LORD is his name: پس گفتم: «ای خداوندیهوه از این باز ایست! یعقوب چگونه برخیزدچونکه کوچک است؟» bible_en_fa That strengtheneth the spoiled against the strong, so that the spoiled shall come against the fortress. و خداوند از این پشیمان شد و خداوند یهوه گفت: «این نیز نخواهد شد.» bible_en_fa They hate him that rebuketh in the gate, and they abhor him that speaketh uprightly. و به من چنین نمودار ساخت که خداوند بر دیوارقایمی ایستاده بود و شاقولی در دستش بود. bible_en_fa Forasmuch therefore as your treading is upon the poor, and ye take from him burdens of wheat: ye have built houses of hewn stone, but ye shall not dwell in them; ye have planted pleasant vineyards, but ye shall not drink wine of them. و خداوند مرا گفت: «ای عاموس چه می‌بینی؟» گفتم: «شاقولی.» خداوند فرمود: «اینک من شاقولی در میان قوم خود اسرائیل می‌گذارم و بار دیگر از ایشان درنخواهم گذشت. bible_en_fa For I know your manifold transgressions and your mighty sins: they afflict the just, they take a bribe, and they turn aside the poor in the gate from their right. و مکانهای بلند اسحاق ویران و مقدس های اسرائیل خراب خواهد شد و به ضد خاندان یربعام با شمشیر خواهم برخاست.» bible_en_fa Therefore the prudent shall keep silence in that time; for it is an evil time. و امصیای کاهن بیت ئیل نزد یربعام پادشاه اسرائیل فرستاده، گفت: «عاموس در میان خاندان اسرائیل بر تو فتنه می‌انگیزد و زمین سخنان او رامتحمل نتواند شد. bible_en_fa Seek good, and not evil, that ye may live: and so the LORD, the God of hosts, shall be with you, as ye have spoken. زیرا عاموس چنین می‌گوید: یربعام به شمشیر خواهد مرد و اسرائیل از زمین خود البته به اسیری خواهد رفت.» bible_en_fa Hate the evil, and love the good, and establish judgment in the gate: it may be that the LORD God of hosts will be gracious unto the remnant of Joseph. و امصیا به عاموس گفت: «ای رایی برو و به زمین یهودا فرار کن و در آنجا نان بخور و در آنجا نبوت کن. bible_en_fa Therefore the LORD, the God of hosts, the Lord, saith thus; Wailing shall be in all streets; and they shall say in all the highways, Alas! alas! and they shall call the husbandman to mourning, and such as are skilful of lamentation to wailing. اما در بیت ئیل بار دیگر نبوت منماچونکه آن مقدس پادشاه و خانه سلطنت می‌باشد.» bible_en_fa And in all vineyards shall be wailing: for I will pass through thee, saith the LORD. عاموس در جواب امصیا گفت: «من نه نبی هستم و نه پسر نبی بلکه رمه بان بودم و انجیرهای بری را می‌چیدم. bible_en_fa Woe unto you that desire the day of the LORD! to what end is it for you? the day of the LORD is darkness, and not light. و خداوند مرا از عقب گوسفندان گرفت و خداوند مرا گفت: برو و بر قوم من اسرائیل نبوت نما. bible_en_fa As if a man did flee from a lion, and a bear met him; or went into the house, and leaned his hand on the wall, and a serpent bit him. پس حال کلام خداوندرا بشنو: تو می‌گویی به ضد اسرائیل نبوت مکن وبه ضد خاندان اسحاق تکلم منما.لهذاخداوند چنین می‌گوید: زن تو در شهر مرتکب زناخواهد شد و پسران و دخترانت به شمشیرخواهند افتاد و زمینت به ریسمان تقسیم خواهدشد و تو در زمین نجس خواهی مرد و اسرائیل اززمین خود البته به اسیری خواهد رفت.» bible_en_fa Shall not the day of the LORD be darkness, and not light? even very dark, and no brightness in it? لهذاخداوند چنین می‌گوید: زن تو در شهر مرتکب زناخواهد شد و پسران و دخترانت به شمشیرخواهند افتاد و زمینت به ریسمان تقسیم خواهدشد و تو در زمین نجس خواهی مرد و اسرائیل اززمین خود البته به اسیری خواهد رفت.» bible_en_fa I hate, I despise your feast days, and I will not smell in your solemn assemblies. خداوند یهوه به من چنین نمودار ساخت واینک سبدی پر از میوه‌ها. bible_en_fa Though ye offer me burnt offerings and your meat offerings, I will not accept them: neither will I regard the peace offerings of your fat beasts. و گفت: «ای عاموس چه می‌بینی؟» من جواب دادم که «سبدی از میوه.» و خداوند به من گفت: «انتها بر قوم من اسرائیل رسیده است و از ایشان دیگر درنخواهم گذشت.» bible_en_fa Take thou away from me the noise of thy songs; for I will not hear the melody of thy viols. خداوند یهوه می‌گوید که در آن روزسرودهای هیکل به ولوله مبدل خواهد شد ولاشهای بسیار خواهد بود و آنها را در هر جا به خاموشی بیرون خواهند انداخت. bible_en_fa But let judgment run down as waters, and righteousness as a mighty stream. ‌ای شما که می‌خواهید فقیران را ببلعید ومسکینان زمین را هلاک کنید این را بشنوید. bible_en_fa Have ye offered unto me sacrifices and offerings in the wilderness forty years, O house of Israel? ومی گویید که غره ماه کی خواهد گذشت تا غله رابفروشیم و روز سبت تا انبارهای گندم را بگشاییم و ایفا را کوچک و مثقال را بزرگ ساخته، میزانهارا قلب و معوج نماییم. bible_en_fa But ye have borne the tabernacle of your Moloch and Chiun your images, the star of your god, which ye made to yourselves. و مسکینان را به نقره و فقیران را به نعلین بخریم و پس مانده گندم رابفروشیم. bible_en_fa Therefore will I cause you to go into captivity beyond Damascus, saith the LORD, whose name is The God of hosts. خداوند به جلال یعقوب قسم خورده است که هیچکدام از اعمال ایشان را هرگزفراموش نخواهم کرد. bible_en_fa Woe to them that are at ease in Zion, and trust in the mountain of Samaria, which are named chief of the nations, to whom the house of Israel came! آیا به این سبب زمین متزلزل نخواهد شد و همه ساکنانش ماتم نخواهند گرفت و تمامش مثل نهر برنخواهد آمدو مثل نیل مصر سیلان نخواهد کرد و فرو نخواهدنشست. bible_en_fa Pass ye unto Calneh, and see; and from thence go ye to Hamath the great: then go down to Gath of the Philistines: be they better than these kingdoms? or their border greater than your border? و خداوند یهوه می‌گوید: «که در آن روزآفتاب را در وقت ظهر فرو خواهم برد و زمین رادر روز روشن تاریک خواهم نمود. bible_en_fa Ye that put far away the evil day, and cause the seat of violence to come near; و عیدهای شما را به ماتم و همه سرودهای شما را به مرثیه هامبدل خواهم ساخت. و بر هر کمر پلاس و بر هرسر گری برخواهم آورد و آن را مثل ماتم پسریگانه و آخرش را مانند روز تلخی خواهم گردانید.» bible_en_fa That lie upon beds of ivory, and stretch themselves upon their couches, and eat the lambs out of the flock, and the calves out of the midst of the stall; اینک خداوند یهوه می‌گوید: «ایامی می‌آید که گرسنگی بر زمین خواهم فرستاد نه گرسنگی از نان و نه تشنگی از آب بلکه از شنیدن کلام خداوند. bible_en_fa That chant to the sound of the viol, and invent to themselves instruments of musick, like David; و ایشان از دریا تا دریا و ازشمال تا مشرق پراکنده خواهند شد و گردش خواهند کرد تا کلام خداوند را بطلبند اما آن رانخواهند یافت. bible_en_fa That drink wine in bowls, and anoint themselves with the chief ointments: but they are not grieved for the affliction of Joseph. در آن روز دوشیزگان جمیل وجوانان از تشنگی ضعف خواهند کرد.آنانی که به گناه سامره قسم خورده، می‌گویند که «ای دان به حیات خدای تو و به طریقت بئرشبع قسم می‌خوریم»، خواهند افتاد و بار دیگر نخواهندبرخاست. bible_en_fa Therefore now shall they go captive with the first that go captive, and the banquet of them that stretched themselves shall be removed. آنانی که به گناه سامره قسم خورده، می‌گویند که «ای دان به حیات خدای تو و به طریقت بئرشبع قسم می‌خوریم»، خواهند افتاد و بار دیگر نخواهندبرخاست. bible_en_fa The Lord GOD hath sworn by himself, saith the LORD the God of hosts, I abhor the excellency of Jacob, and hate his palaces: therefore will I deliver up the city with all that is therein. خداوند را دیدم که نزد مذبح ایستاده بود وگفت: «تاجهای ستونها را بزن تا آستانه ها بلرزد و آنها را بر سر همه مردم بینداز وباقی ماندگان ایشان را به شمشیر خواهم کشت وفراری‌ای از ایشان نخواهد گریخت وباقی‌مانده‌ای از ایشان نخواهد رست. bible_en_fa And it shall come to pass, if there remain ten men in one house, that they shall die. اگر به هاویه فرو روند، دست من ایشان را از آنجاخواهد گرفت و اگر به آسمان صعود نمایند، ایشان را از آنجا فرود خواهم آورد. bible_en_fa And a man's uncle shall take him up, and he that burneth him, to bring out the bones out of the house, and shall say unto him that is by the sides of the house, Is there yet any with thee? and he shall say, No. Then shall he say, Hold thy tongue: for we may not make mention of the name of the LORD. و اگر به قله کرمل پنهان شوند ایشان را تفتیش کرده، از آنجاخواهم گرفت و اگر از نظر من در قعر دریاخویشتن را مخفی نمایند، در آنجا مار را امرخواهم فرمود که ایشان را بگزد. bible_en_fa For, behold, the LORD commandeth, and he will smite the great house with breaches, and the little house with clefts. و اگر پیش دشمنان خود به اسیری روند شمشیر را در آنجاامر خواهم فرمود تا ایشان را بکشد و نظر خود رابر ایشان برای بدی خواهم داشت و نه برای نیکویی. bible_en_fa Shall horses run upon the rock? will one plow there with oxen? for ye have turned judgment into gall, and the fruit of righteousness into hemlock: خداوند یهوه صبایوت که زمین را لمس می‌کند و آن گداخته می‌گردد و همه ساکنانش ماتم می‌گیرند و تمامش مثل نهر برمی آید و مانندنیل مصر فرو می‌نشیند؛ bible_en_fa Ye which rejoice in a thing of nought, which say, Have we not taken to us horns by our own strength? آن که غرفه های خود رادر آسمان بنا می‌کند و طاقهای خود را بر زمین بنیاد می‌نهد و آبهای دریا را ندا در‌داده، آنها را به روی زمین می‌ریزد نام او یهوه می‌باشد. bible_en_fa But, behold, I will raise up against you a nation, O house of Israel, saith the LORD the God of hosts; and they shall afflict you from the entering in of Hamath unto the river of the wilderness. خداوندمی گوید: «ای بنی‌اسرائیل آیا شما برای من مثل پسران حبشیان نیستید؟ آیا اسرائیل را از زمین مصر و فلسطینیان را از کفتور و ارامیان را از قیربرنیاوردم؟» bible_en_fa Thus hath the Lord GOD shewed unto me; and, behold, he formed grasshoppers in the beginning of the shooting up of the latter growth; and, lo, it was the latter growth after the king's mowings. اینک چشمان خداوند یهوه بر مملکت گناهکار می‌باشد و من آن را از روی زمین هلاک خواهم ساخت لیکن خداوند می‌گوید که «خاندان یعقوب را بالکل هلاک نخواهم ساخت. bible_en_fa And it came to pass, that when they had made an end of eating the grass of the land, then I said, O Lord GOD, forgive, I beseech thee: by whom shall Jacob arise? for he is small. زیرا اینک من امر فرموده، خاندان اسرائیل را درمیان همه امت‌ها خواهم بیخت، چنانکه غله در غربال بیخته می‌شود و دانه‌ای بر زمین نخواهدافتاد. bible_en_fa The LORD repented for this: It shall not be, saith the LORD. جمیع گناهکاران قوم من که می‌گویند بلابه ما نخواهد رسید و ما را درنخواهد گرفت، به شمشیر خواهند مرد. bible_en_fa Thus hath the Lord GOD shewed unto me: and, behold, the Lord GOD called to contend by fire, and it devoured the great deep, and did eat up a part. در آن روز خیمه داود راکه افتاده است برپا خواهم نمود و شکافهایش رامرمت خواهم کرد و خرابیهایش را برپا نموده، آن را مثل ایام سلف بنا خواهم کرد. bible_en_fa Then said I, O Lord GOD, cease, I beseech thee: by whom shall Jacob arise? for he is small. تا ایشان بقیه ادوم و همه امت‌ها را که اسم من بر ایشان نهاده شده است، به تصرف آورند.» خداوند که این رابجا می‌آورد تکلم نموده است. bible_en_fa The LORD repented for this: This also shall not be, saith the Lord GOD. اینک خداوند می‌گوید: «ایامی می‌آید که شیارکننده به دروکننده خواهد رسید وپایمال کننده انگور به‌کارنده تخم. و کوهها عصیرانگور را خواهد چکانید و تمامی تلها به سیلان خواهد آمد.و اسیری قوم خود اسرائیل راخواهم برگردانید و شهرهای مخروب را بنانموده، در آنها ساکن خواهند شد و تاکستانهاغرس کرده، شراب آنها را خواهند نوشید و باغهاساخته، میوه آنها را خواهند خورد.» bible_en_fa Thus he shewed me: and, behold, the Lord stood upon a wall made by a plumbline, with a plumbline in his hand. و اسیری قوم خود اسرائیل راخواهم برگردانید و شهرهای مخروب را بنانموده، در آنها ساکن خواهند شد و تاکستانهاغرس کرده، شراب آنها را خواهند نوشید و باغهاساخته، میوه آنها را خواهند خورد.» bible_en_fa And the LORD said unto me, Amos, what seest thou? And I said, A plumbline. Then said the Lord, Behold, I will set a plumbline in the midst of my people Israel: I will not again pass by them any more: رویای عوبدیا. bible_en_fa And the high places of Isaac shall be desolate, and the sanctuaries of Israel shall be laid waste; and I will rise against the house of Jeroboam with the sword. هان من تو راکوچکترین امت‌ها گردانیدم و تو بسیار خوارهستی. bible_en_fa Then Amaziah the priest of Bethel sent to Jeroboam king of Israel, saying, Amos hath conspired against thee in the midst of the house of Israel: the land is not able to bear all his words. ‌ای که در شکافهای صخره ساکن هستی و مسکن تو بلند می‌باشد و در دل خود می‌گویی کیست که مرا به زمین فرود بیاورد، تکبر دلت، تورا فریب داده است. bible_en_fa For thus Amos saith, Jeroboam shall die by the sword, and Israel shall surely be led away captive out of their own land. خداوند می‌گوید: اگرچه خویشتن را مثل عقاب بلند سازی و آشیانه خودرا در میان ستارگان بگذاری من تو را از آنجا فرودخواهم آورد. bible_en_fa Also Amaziah said unto Amos, O thou seer, go, flee thee away into the land of Judah, and there eat bread, and prophesy there: اگر دزدان یا غارت کنندگان شب نزد تو آیند، (چگونه هلاک شدی )؟ آیا بقدرکفایت غارت نمی کنند؟ و اگر انگورچینان نزد توآیند آیا بعضی خوشه‌ها را نمی گذارند؟ bible_en_fa But prophesy not again any more at Bethel: for it is the king's chapel, and it is the king's court. چیزهای عیسو چگونه تفتیش شده و چیزهای مخفی او چگونه تفحص گردیده است؟ bible_en_fa Then answered Amos, and said to Amaziah, I was no prophet, neither was I a prophet's son; but I was an herdman, and a gatherer of sycomore fruit: همه آنانی که با تو همعهد بودند تو را بسرحدفرستادند و صلح اندیشان تو، تو را فریب داده، برتو غالب آمدند و خورندگان نان تو دامی زیر توگستردند. در ایشان فطانتی نیست. bible_en_fa And the LORD took me as I followed the flock, and the LORD said unto me, Go, prophesy unto my people Israel. خداوند می‌گوید: آیا در آن روز حکیمان ادوم را و فطانت را از کوه عیسو نابود نخواهم گردانید؟ bible_en_fa Now therefore hear thou the word of the LORD: Thou sayest, Prophesy not against Israel, and drop not thy word against the house of Isaac. و جباران تو‌ای تیمان هراسان خواهندشد تا هر کس از کوه عیسو به قتل منقطع شود. bible_en_fa Therefore thus saith the LORD; Thy wife shall be an harlot in the city, and thy sons and thy daughters shall fall by the sword, and thy land shall be divided by line; and thou shalt die in a polluted land: and Israel shall surely go into captivity forth of his land. به‌سبب ظلمی که بر برادرت یعقوب نمودی، خجالت تو را خواهد پوشانید و تا به ابد منقطع خواهی شد. bible_en_fa Thus hath the Lord GOD shewed unto me: and behold a basket of summer fruit. در روزی که به مقابل وی ایستاده بودی، هنگامی که غریبان اموال او را غارت نمودند وبیگانگان به دروازه هایش داخل شدند و براورشلیم قرعه انداختند، تو نیز مثل یکی از آنهابودی. bible_en_fa And he said, Amos, what seest thou? And I said, A basket of summer fruit. Then said the LORD unto me, The end is come upon my people of Israel; I will not again pass by them any more. بر روز برادر خود هنگام مصیبتش نگاه مکن و بر بنی یهودا در روز هلاکت ایشان شادی منما و در روز تنگی ایشان لاف مزن. bible_en_fa And the songs of the temple shall be howlings in that day, saith the Lord GOD: there shall be many dead bodies in every place; they shall cast them forth with silence. و به دروازه های قوم من در روز بلای ایشان داخل مشو و تو نیز بر بدی ایشان در روز بلای ایشان منگر و دست خود را بر اموال ایشان در روز بلای ایشان دراز مکن. bible_en_fa Hear this, O ye that swallow up the needy, even to make the poor of the land to fail, و بر سر دو راه مایست تافراریان ایشان را منقطع سازی و باقی ماندگان ایشان را در روز تنگی تسلیم منما. bible_en_fa Saying, When will the new moon be gone, that we may sell corn? and the sabbath, that we may set forth wheat, making the ephah small, and the shekel great, and falsifying the balances by deceit? زیرا که روزخداوند بر جمیع امت‌ها نزدیک است و چنانکه عمل نمودی همچنان به تو عمل کرده خواهدشد و اعمالت بر سرت خواهد برگشت. bible_en_fa That we may buy the poor for silver, and the needy for a pair of shoes; yea, and sell the refuse of the wheat? زیراچنانکه بر کوه مقدس من نوشیدید، همچنان جمیع امت‌ها خواهند نوشید و آشامیده، خواهندبلعید و چنان خواهند شد که گویا نبوده‌اند. bible_en_fa The LORD hath sworn by the excellency of Jacob, Surely I will never forget any of their works. اما بر کوه صهیون نجات خواهد بود ومقدس خواهد شد و خاندان یعقوب میراث خودرا به تصرف خواهند‌آورد. bible_en_fa Shall not the land tremble for this, and every one mourn that dwelleth therein? and it shall rise up wholly as a flood; and it shall be cast out and drowned, as by the flood of Egypt. و خاندان یعقوب آتش و خاندان یوسف شعله و خاندان عیسو کاه عوبدیا خواهند بود و در میان ایشان مشتعل شده، ایشان را خواهد سوزانید و برای خاندان عیسو بقیتی نخواهد ماند زیرا خداوند تکلم نموده است. bible_en_fa And it shall come to pass in that day, saith the Lord GOD, that I will cause the sun to go down at noon, and I will darken the earth in the clear day: واهل جنوب کوه عیسو را و اهل هامون فلسطینیان را به تصرف خواهند‌آورد و صحرای افرایم وصحرای سامره را به تصرف خواهند‌آورد وبنیامین جلعاد را (متصرف خواهد شد).و اسیران این لشکر بنی‌اسرائیل ملک کنعانیان راتا صرفه به تصرف خواهند‌آورد و اسیران اورشلیم که در صفارد هستند شهرهای جنوب را به تصرف خواهند‌آورد. bible_en_fa And I will turn your feasts into mourning, and all your songs into lamentation; and I will bring up sackcloth upon all loins, and baldness upon every head; and I will make it as the mourning of an only son, and the end thereof as a bitter day. و اسیران این لشکر بنی‌اسرائیل ملک کنعانیان راتا صرفه به تصرف خواهند‌آورد و اسیران اورشلیم که در صفارد هستند شهرهای جنوب را به تصرف خواهند‌آورد. bible_en_fa Behold, the days come, saith the Lord GOD, that I will send a famine in the land, not a famine of bread, nor a thirst for water, but of hearing the words of the LORD: و کلام خداوند بر یونس بن امتای نازل شده، گفت: bible_en_fa And they shall wander from sea to sea, and from the north even to the east, they shall run to and fro to seek the word of the LORD, and shall not find it. «برخیز و به نینوا شهر بزرگ برو و بر آن ندا کن زیرا که شرارت ایشان به حضورمن برآمده است.» bible_en_fa In that day shall the fair virgins and young men faint for thirst. اما یونس برخاست تا از حضور خداوند به ترشیش فرار کند و به یافا فرود آمده، کشتی‌ای یافت که عازم ترشیش بود. پس کرایه‌اش را داده، سوار شد تا همراه ایشان از حضور خداوند به ترشیش برود. bible_en_fa They that swear by the sin of Samaria, and say, Thy god, O Dan, liveth; and, The manner of Beer-sheba liveth; even they shall fall, and never rise up again. و خداوند باد شدیدی بر دریاوزانید که تلاطم عظیمی در دریا پدید آمدچنانکه نزدیک بود که کشتی شکسته شود. bible_en_fa I saw the LORD standing upon the altar: and he said, Smite the lintel of the door, that the posts may shake: and cut them in the head, all of them; and I will slay the last of them with the sword: he that fleeth of them shall not flee away, and he that escapeth of them shall not be delivered. وملاحان ترسان شده، هر کدام نزد خدای خوداستغاثه نمودند و اسباب را که در کشتی بود به دریا ریختند تا آن را برای خود سبک سازند. امایونس در اندرون کشتی فرود شده، دراز شد وخواب سنگینی او را در ربود. bible_en_fa Though they dig into hell, thence shall mine hand take them; though they climb up to heaven, thence will I bring them down: و ناخدای کشتی نزد او آمده، وی را گفت: «ای که خفته‌ای تو را چه شده است؟ برخیز وخدای خود را بخوان شاید که خدا ما را بخاطرآورد تا هلاک نشویم.» bible_en_fa And though they hide themselves in the top of Carmel, I will search and take them out thence; and though they be hid from my sight in the bottom of the sea, thence will I command the serpent, and he shall bite them: و به یکدیگر گفتند: «بیایید قرعه بیندازیم تا بدانیم که این بلا به‌سبب چه کس بر ما وارد شده است؟» پس چون قرعه انداختند، قرعه به نام یونس درآمد. bible_en_fa And though they go into captivity before their enemies, thence will I command the sword, and it shall slay them: and I will set mine eyes upon them for evil, and not for good. پس او راگفتند: «ما را اطلاع ده که این بلا به‌سبب چه کس بر ما عارض شده؟ شغل تو چیست و از کجا آمده‌ای و وطنت کدام است و از چه قوم هستی؟» bible_en_fa And the Lord GOD of hosts is he that toucheth the land, and it shall melt, and all that dwell therein shall mourn: and it shall rise up wholly like a flood; and shall be drowned, as by the flood of Egypt. او ایشان را جواب داد که: «من عبرانی هستم و ازیهوه خدای آسمان که دریا و خشکی را آفریده است ترسان می‌باشم.» bible_en_fa It is he that buildeth his stories in the heaven, and hath founded his troop in the earth; he that calleth for the waters of the sea, and poureth them out upon the face of the earth: The LORD is his name. پس آن مردمان سخت‌ترسان شدند و او را گفتند: «چه کرده‌ای؟» زیرا که ایشان می‌دانستند که از حضور خداوند فرار کرده است چونکه ایشان را اطلاع داده بود. bible_en_fa Are ye not as children of the Ethiopians unto me, O children of Israel? saith the LORD. Have not I brought up Israel out of the land of Egypt? and the Philistines from Caphtor, and the Syrians from Kir? و او راگفتند: «با تو چه کنیم تا دریا برای ما ساکن شود؟» زیرا دریا در تلاطم همی افزود. bible_en_fa Behold, the eyes of the Lord GOD are upon the sinful kingdom, and I will destroy it from off the face of the earth; saving that I will not utterly destroy the house of Jacob, saith the LORD. او به ایشان گفت: «مرا برداشته، به دریا بیندازید ودریا برای شما ساکن خواهد شد، زیرا می‌دانم این تلاطم عظیم به‌سبب من بر شما وارد آمده است. bible_en_fa For, lo, I will command, and I will sift the house of Israel among all nations, like as corn is sifted in a sieve, yet shall not the least grain fall upon the earth. اما آن مردمان سعی نمودند تا کشتی را به خشکی برسانند اما نتوانستند زیرا که دریا به ضدایشان زیاده و زیاده تلاطم می‌نمود. bible_en_fa All the sinners of my people shall die by the sword, which say, The evil shall not overtake nor prevent us. پس نزدیهوه دعا کرده، گفتند: «آه‌ای خداوند به‌خاطرجان این شخص هلاک نشویم و خون بی‌گناه را برما مگذار زیرا تو‌ای خداوند هر‌چه می‌خواهی می‌کنی.» bible_en_fa In that day will I raise up the tabernacle of David that is fallen, and close up the breaches thereof; and I will raise up his ruins, and I will build it as in the days of old: پس یونس را برداشته، در دریاانداختند و دریا از تلاطمش آرام شد. bible_en_fa That they may possess the remnant of Edom, and of all the heathen, which are called by my name, saith the LORD that doeth this. و آن مردمان از خداوند سخت‌ترسان شدند و برای خداوند قربانی‌ها گذرانیدند و نذرها نمودند.واما خداوند ماهی بزرگی پیدا کرد که یونس را فروبرد و یونس سه روز و سه شب در شکم ماهی ماند. bible_en_fa Behold, the days come, saith the LORD, that the plowman shall overtake the reaper, and the treader of grapes him that soweth seed; and the mountains shall drop sweet wine, and all the hills shall melt. واما خداوند ماهی بزرگی پیدا کرد که یونس را فروبرد و یونس سه روز و سه شب در شکم ماهی ماند. bible_en_fa And I will bring again the captivity of my people of Israel, and they shall build the waste cities, and inhabit them; and they shall plant vineyards, and drink the wine thereof; they shall also make gardens, and eat the fruit of them. و یونس از شکم ماهی نزد یهوه خدای خود دعا نمود bible_en_fa And I will plant them upon their land, and they shall no more be pulled up out of their land which I have given them, saith the LORD thy God. و گفت: «در تنگی خودخداوند را خواندم و مرا مستجاب فرمود. ازشکم هاویه تضرع نمودم و آواز مرا شنیدی. bible_en_fa The vision of Obadiah. Thus saith the Lord GOD concerning Edom; We have heard a rumour from the LORD, and an ambassador is sent among the heathen, Arise ye, and let us rise up against her in battle. زیرا که مرا به ژرفی در دل دریاها انداختی وسیلها مرا احاطه نمود. جمیع خیزابها و موجهای تو بر من گذشت. bible_en_fa Behold, I have made thee small among the heathen: thou art greatly despised. و من گفتم از پیش چشم توانداخته شدم. لیکن هیکل قدس تو را باز خواهم دید. bible_en_fa The pride of thine heart hath deceived thee, thou that dwellest in the clefts of the rock, whose habitation is high; that saith in his heart, Who shall bring me down to the ground? آبها مرا تا به‌جان احاطه نمود و لجه دورمرا گرفت و علف دریا بسر من پیچیده شد. bible_en_fa Though thou exalt thyself as the eagle, and though thou set thy nest among the stars, thence will I bring thee down, saith the LORD. به بنیان کوهها فرود رفتم و زمین به بندهای خود تا به ابد مرا در‌گرفت. اما تو‌ای یهوه خدایم حیات مرااز حفره برآوردی. bible_en_fa If thieves came to thee, if robbers by night, (how art thou cut off!) would they not have stolen till they had enough? if the grapegatherers came to thee, would they not leave some grapes? چون جان من در اندرونم بی‌تاب شد، خداوند را بیاد آوردم و دعای من نزدتو به هیکل قدست رسید. bible_en_fa How are the things of Esau searched out! how are his hidden things sought up! آنانی که اباطیل دروغ را منظور می‌دارند، احسان های خویش را ترک می‌نمایند. bible_en_fa All the men of thy confederacy have brought thee even to the border: the men that were at peace with thee have deceived thee, and prevailed against thee; they that eat thy bread have laid a wound under thee: there is none understanding in him. اما من به آواز تشکر برای تو قربانی خواهم گذرانید، و به آنچه نذر کردم وفا خواهم نمود. نجات از آن خداوند است.»پس خداوند ماهی را امر فرمود و یونس را بر خشکی قی کرد. bible_en_fa Shall I not in that day, saith the LORD, even destroy the wise men out of Edom, and understanding out of the mount of Esau? پس خداوند ماهی را امر فرمود و یونس را بر خشکی قی کرد. bible_en_fa And thy mighty men, O Teman, shall be dismayed, to the end that every one of the mount of Esau may be cut off by slaughter. پس کلام خداوند بار دوم بر یونس نازل شده، گفت: bible_en_fa For thy violence against thy brother Jacob shame shall cover thee, and thou shalt be cut off for ever. «برخیز و به نینوا شهر بزرگ برو و آن وعظ را که من به تو خواهم گفت به ایشان ندا کن.» bible_en_fa In the day that thou stoodest on the other side, in the day that the strangers carried away captive his forces, and foreigners entered into his gates, and cast lots upon Jerusalem, even thou wast as one of them. آنگاه یونس برخاسته، برحسب فرمان خداوند به نینوا رفت و نینوا شهر بزرگ بود که مسافت سه روز داشت. bible_en_fa But thou shouldest not have looked on the day of thy brother in the day that he became a stranger; neither shouldest thou have rejoiced over the children of Judah in the day of their destruction; neither shouldest thou have spoken proudly in the day of distress. و یونس به مسافت یک روز داخل شهر شده، به ندا کردن شروع نمود وگفت بعد از چهل روز نینوا سرنگون خواهد شد. bible_en_fa Thou shouldest not have entered into the gate of my people in the day of their calamity; yea, thou shouldest not have looked on their affliction in the day of their calamity, nor have laid hands on their substance in the day of their calamity; و مردمان نینوا به خدا ایمان آوردند و روزه راندا کرده، از بزرگ تا کوچک پلاس پوشیدند. bible_en_fa Neither shouldest thou have stood in the crossway, to cut off those of his that did escape; neither shouldest thou have delivered up those of his that did remain in the day of distress. و چون پادشاه نینوا از این امر اطلاع یافت، ازکرسی خود برخاسته، ردای خود را از برکند وپلاس پوشیده، بر خاکستر نشست. bible_en_fa For the day of the LORD is near upon all the heathen: as thou hast done, it shall be done unto thee: thy reward shall return upon thine own head. و پادشاه واکابرش فرمان دادند تا در نینوا ندا در‌دادند وامرفرموده، گفتند که «مردمان و بهایم و گاوان وگوسفندان چیزی نخورند و نچرند و آب ننوشند. bible_en_fa For as ye have drunk upon my holy mountain, so shall all the heathen drink continually, yea, they shall drink, and they shall swallow down, and they shall be as though they had not been. و مردمان و بهایم به پلاس پوشیده شوند و نزدخدا بشدت استغاثه نمایند و هرکس از راه بدخود و از ظلمی که در دست او است بازگشت نماید. bible_en_fa But upon mount Zion shall be deliverance, and there shall be holiness; and the house of Jacob shall possess their possessions. کیست بداند که شاید خدا برگشته، پشیمان شود و از حدت خشم خود رجوع نمایدتا هلاک نشویم.»پس چون خدا اعمال ایشان را دید که از راه زشت خود بازگشت نمودند، آنگاه خدا از بلایی که گفته بود که به ایشان برساند پشیمان گردید وآن را بعمل نیاورد. bible_en_fa And the house of Jacob shall be a fire, and the house of Joseph a flame, and the house of Esau for stubble, and they shall kindle in them, and devour them; and there shall not be any remaining of the house of Esau; for the LORD hath spoken it. پس چون خدا اعمال ایشان را دید که از راه زشت خود بازگشت نمودند، آنگاه خدا از بلایی که گفته بود که به ایشان برساند پشیمان گردید وآن را بعمل نیاورد. bible_en_fa And they of the south shall possess the mount of Esau; and they of the plain the Philistines: and they shall possess the fields of Ephraim, and the fields of Samaria: and Benjamin shall possess Gilead. اما این امر یونس را به غایت ناپسند آمد وغیظش افروخته شد، bible_en_fa And the captivity of this host of the children of Israel shall possess that of the Canaanites, even unto Zarephath; and the captivity of Jerusalem, which is in Sepharad, shall possess the cities of the south. و نزد خداوند دعانموده، گفت: «آه‌ای خداوند، آیا این سخن من نبود حینی که در ولایت خود بودم و از این سبب به فرار کردن به ترشیش مبادرت نمودم زیرامی دانستم که تو خدای کریم و رحیم و دیر غضب و کثیر احسان هستی و از بلا پشیمان می‌شوی؟ bible_en_fa And saviours shall come up on mount Zion to judge the mount of Esau; and the kingdom shall be the LORD's. پس حال‌ای خداوند جانم را از من بگیر زیرا که مردن از زنده ماندن برای من بهتر است.» bible_en_fa Now the word of the LORD came unto Jonah the son of Amittai, saying, خداوندگفت: «آیا صواب است که خشمناک شوی؟» bible_en_fa Arise, go to Nineveh, that great city, and cry against it; for their wickedness is come up before me. و یونس از شهر بیرون رفته، بطرف شرقی شهر نشست و در آنجا سایه بانی برای خودساخته زیر سایه‌اش نشست تا ببیند بر شهر‌چه واقع خواهد شد. bible_en_fa But Jonah rose up to flee unto Tarshish from the presence of the LORD, and went down to Joppa; and he found a ship going to Tarshish: so he paid the fare thereof, and went down into it, to go with them unto Tarshish from the presence of the LORD. و یهوه خدا کدویی رویانید وآن را بالای یونس نمو داد تا بر سر وی سایه افکنده، او را از حزنش آسایش دهد و یونس ازکدو بی‌نهایت شادمان شد. bible_en_fa But the LORD sent out a great wind into the sea, and there was a mighty tempest in the sea, so that the ship was like to be broken. اما در فردای آن روزدر وقت طلوع فجر خدا کرمی پیدا کرد که کدو رازد و خشک شد. bible_en_fa Then the mariners were afraid, and cried every man unto his god, and cast forth the wares that were in the ship into the sea, to lighten it of them. But Jonah was gone down into the sides of the ship; and he lay, and was fast asleep. و چون آفتاب برآمد خدا بادشرقی گرم وزانید و آفتاب بر سر یونس تابید به حدی که بیتاب شده، برای خود مسالت نمود که بمیرد و گفت: «مردن از زنده ماندن برای من بهتراست.» bible_en_fa So the shipmaster came to him, and said unto him, What meanest thou, O sleeper? arise, call upon thy God, if so be that God will think upon us, that we perish not. خدا به یونس جواب داد: «آیا صواب است که به جهت کدو غضبناک شوی؟» او گفت: «صواب است که تا به مرگ غضبناک شوم.»خداوند گفت: «دل تو برای کدو بسوخت که برای آن زحمت نکشیدی و آن را نمو ندادی که در یک شب بوجود آمد و در یک شب ضایع گردید. bible_en_fa And they said every one to his fellow, Come, and let us cast lots, that we may know for whose cause this evil is upon us. So they cast lots, and the lot fell upon Jonah. خداوند گفت: «دل تو برای کدو بسوخت که برای آن زحمت نکشیدی و آن را نمو ندادی که در یک شب بوجود آمد و در یک شب ضایع گردید. bible_en_fa Then said they unto him, Tell us, we pray thee, for whose cause this evil is upon us; What is thine occupation? and whence comest thou? what is thy country? and of what people art thou? کلام خداوند که بر میکاه مورشتی در ایام یوتام و آحاز و حزقیا، پادشاهان یهودانازل شد و آن را درباره سامره و اورشلیم دید. bible_en_fa And he said unto them, I am an Hebrew; and I fear the LORD, the God of heaven, which hath made the sea and the dry land. ‌ای جمیع قوم‌ها بشنوید و‌ای زمین و هر‌چه در آن است گوش بدهید، و خداوند یهوه یعنی خداوند از هیکل قدسش بر شما شاهد باشد. bible_en_fa Then were the men exceedingly afraid, and said unto him, Why hast thou done this? For the men knew that he fled from the presence of the LORD, because he had told them. زیرا اینک خداوند از مکان خود بیرون می‌آید ونزول نموده، بر مکان های بلند زمین می‌خرامد. bible_en_fa Then said they unto him, What shall we do unto thee, that the sea may be calm unto us? for the sea wrought, and was tempestuous. و کوهها زیر او گداخته می‌شود و وادیها منشق می‌گردد، مثل موم پیش آتش و مثل آب که به نشیب ریخته شود. bible_en_fa And he said unto them, Take me up, and cast me forth into the sea; so shall the sea be calm unto you: for I know that for my sake this great tempest is upon you. این همه به‌سبب عصیان یعقوب و گناه خاندان اسرائیل است. عصیان یعقوب چیست؟ آیا سامره نیست؟ و مکان های بلند یهودا چیست؟ آیا اورشلیم نمی باشد؟ bible_en_fa Nevertheless the men rowed hard to bring it to the land; but they could not: for the sea wrought, and was tempestuous against them. پس سامره را به توده سنگ صحرا و مکان غرس نمودن موها مبدل خواهم ساخت و سنگهایش رابه دره ریخته، بنیادش را منکشف خواهم نمود. bible_en_fa Wherefore they cried unto the LORD, and said, We beseech thee, O LORD, we beseech thee, let us not perish for this man's life, and lay not upon us innocent blood: for thou, O LORD, hast done as it pleased thee. و همه بتهای تراشیده شده آن خرد و همه مزدهایش به آتش سوخته خواهد شد و همه تماثیلش را خراب خواهم کرد زیرا که از مزدفاحشه آنها را جمع کرد و به مزد فاحشه خواهدبرگشت. bible_en_fa So they took up Jonah, and cast him forth into the sea: and the sea ceased from her raging. به این سبب ماتم گرفته، ولوله خواهم نمود و برهنه و عریان راه خواهم رفت و مثل شغالها ماتم خواهم گرفت و مانند شتر مرغها نوحه گری خواهم نمود. bible_en_fa Then the men feared the LORD exceedingly, and offered a sacrifice unto the LORD, and made vows. زیرا که جراحت های وی علاج پذیر نیست چونکه به یهودا رسیده و به دروازه های قوم من یعنی به اورشلیم داخل گردیده است. bible_en_fa Now the LORD had prepared a great fish to swallow up Jonah. And Jonah was in the belly of the fish three days and three nights. در جت خبر مرسانید و هرگز گریه منمایید. در خانه عفره، در غبار خویشتن راغلطانیدم. bible_en_fa Then Jonah prayed unto the LORD his God out of the fish's belly, ‌ای ساکنه شافیر عریان و خجل شده، بگذر. ساکنه صانان بیرون نمی آید. ماتم بیت ایصل مکانش را از شما می‌گیرد. bible_en_fa And said, I cried by reason of mine affliction unto the LORD, and he heard me; out of the belly of hell cried I, and thou heardest my voice. زیرا که ساکنه ماروت به جهت نیکویی درد زه می‌کشد، چونکه بلا از جانب خداوند به دروازه اورشلیم فرود آمده است. bible_en_fa For thou hadst cast me into the deep, in the midst of the seas; and the floods compassed me about: all thy billows and thy waves passed over me. ‌ای ساکنه لاکیش اسب تندرورا به ارابه ببند. او ابتدای گناه دختر صهیون بود، چونکه عصیان اسرائیل در تو یافت شده است. bible_en_fa Then I said, I am cast out of thy sight; yet I will look again toward thy holy temple. بنابراین طلاق نامه‌ای به مورشت جت خواهی داد. خانه های اکذیب، چشمه فریبنده برای پادشاهان اسرائیل خواهد بود. bible_en_fa The waters compassed me about, even to the soul: the depth closed me round about, the weeds were wrapped about my head. ‌ای ساکنه مریشه بار دیگر مالکی بر تو خواهم آورد. جلال اسرائیل تا به عدلام خواهد آمد.خویشتن را برای فرزندان نازنین خود گر ساز وموی خود را بتراش. گری سر خود را مثل کرکس زیاد کن زیرا که ایشان از نزد تو به اسیری رفته‌اند. bible_en_fa I went down to the bottoms of the mountains; the earth with her bars was about me for ever: yet hast thou brought up my life from corruption, O LORD my God. خویشتن را برای فرزندان نازنین خود گر ساز وموی خود را بتراش. گری سر خود را مثل کرکس زیاد کن زیرا که ایشان از نزد تو به اسیری رفته‌اند. bible_en_fa When my soul fainted within me I remembered the LORD: and my prayer came in unto thee, into thine holy temple. وای بر آنانی که بر بسترهای خود ظلم راتدبیر می‌نمایند و مرتکب شرارت می شوند. در روشنایی صبح آن را بجا می‌آورند، چونکه در قوت دست ایشان است. bible_en_fa They that observe lying vanities forsake their own mercy. بر زمینهاطمع می‌ورزند و آنها را غصب می‌نمایند و برخانه‌ها نیز و آنها را می‌گیرند و بر مرد و خانه‌اش وشخص و میراثش ظلم می‌نمایند. bible_en_fa But I will sacrifice unto thee with the voice of thanksgiving; I will pay that that I have vowed. Salvation is of the LORD. بنابراین خداوند چنین می‌گوید: هان من بر این قبیله بلایی را تدبیر می‌نمایم که شما گردن خود را از آن نتوانید بیرون آورد و متکبرانه نخواهید خرامیدزیرا که آن زمان زمان بد است. bible_en_fa And the LORD spake unto the fish, and it vomited out Jonah upon the dry land. در آن روز بر شمامثل خواهند زد و مرثیه سوزناک خواهند خواندو خواهند گفت بالکل هلاک شده‌ایم. نصیب قوم مرا به دیگران داده است. چگونه آن را از من دورمی کند و زمینهای مرا به مرتدان تقسیم می‌نماید. bible_en_fa And the word of the LORD came unto Jonah the second time, saying, بنابراین برای تو کسی نخواهد بود که ریسمان رابه قرعه در جماعت خداوند بکشد. bible_en_fa Arise, go unto Nineveh, that great city, and preach unto it the preaching that I bid thee. ایشان نبوت کرده، می‌گویند نبوت مکنید. اگر به اینها نبوت ننمایند رسوایی دور نخواهدشد. bible_en_fa So Jonah arose, and went unto Nineveh, according to the word of the LORD. Now Nineveh was an exceeding great city of three days' journey. ‌ای که به خاندان یعقوب مسمی هستی آیاروح خداوند قاصر شده است و آیا اینها اعمال اومی باشد؟ آیا کلام من برای هر‌که به استقامت سالک می‌باشد نیکو نیست؟ bible_en_fa And Jonah began to enter into the city a day's journey, and he cried, and said, Yet forty days, and Nineveh shall be overthrown. لکن قوم من در این‌روزها به دشمنی برخاسته‌اند. شما ردا را از رخت آنانی که به اطمینان می‌گذرند و از جنگ روگردانند می‌کنید. bible_en_fa So the people of Nineveh believed God, and proclaimed a fast, and put on sackcloth, from the greatest of them even to the least of them. و زنان قوم مرا از خانه های مرغوب ایشان بیرون می‌کنید و زینت مرا ازاطفال ایشان تا به ابد می‌گیرید. bible_en_fa For word came unto the king of Nineveh, and he arose from his throne, and he laid his robe from him, and covered him with sackcloth, and sat in ashes. برخیزید وبروید زیرا که این آرامگاه شما نیست چونکه نجس شده است. شما را به هلاکت سخت هلاک خواهد ساخت. bible_en_fa And he caused it to be proclaimed and published through Nineveh by the decree of the king and his nobles, saying, Let neither man nor beast, herd nor flock, taste any thing: let them not feed, nor drink water: اگر کسی به بطالت و دروغ سالک باشد و کاذبانه گوید که من برای تو درباره شراب و مسکرات نبوت خواهم نمود هرآینه اونبی این قوم خواهد بود. bible_en_fa But let man and beast be covered with sackcloth, and cry mightily unto God: yea, let them turn every one from his evil way, and from the violence that is in their hands. ‌ای یعقوب، من البته تمامی اهل تو را جمع خواهم نمود و بقیه اسرائیل را فراهم آورده، ایشان را مثل گوسفندان بصره در یک جا خواهم گذاشت. ایشان مثل گله‌ای که در آغل خود باشد، به‌سبب کثرت مردمان غوغا خواهند کرد.رخنه کننده پیش روی ایشان برآمده است. ایشان رخنه نموده و از دروازه عبور کرده، از آن بیرون رفته‌اند و پادشاه ایشان پیش روی ایشان وخداوند بر سر ایشان پیش رفته است. bible_en_fa Who can tell if God will turn and repent, and turn away from his fierce anger, that we perish not? رخنه کننده پیش روی ایشان برآمده است. ایشان رخنه نموده و از دروازه عبور کرده، از آن بیرون رفته‌اند و پادشاه ایشان پیش روی ایشان وخداوند بر سر ایشان پیش رفته است. bible_en_fa And God saw their works, that they turned from their evil way; and God repented of the evil, that he had said that he would do unto them; and he did it not. و گفتم: ای روسای یعقوب و‌ای داوران خاندان اسرائیل بشنوید! آیا بر شما نیست که انصاف را بدانید؟ bible_en_fa But it displeased Jonah exceedingly, and he was very angry. آنانی که از نیکویی نفرت دارند و بر بدی مایل می‌باشند و پوست را از تن مردم و گوشت را از استخوانهای ایشان می‌کنند، bible_en_fa And he prayed unto the LORD, and said, I pray thee, O LORD, was not this my saying, when I was yet in my country? Therefore I fled before unto Tarshish: for I knew that thou art a gracious God, and merciful, slow to anger, and of great kindness, and repentest thee of the evil. و کسانی که گوشت قوم مرا می‌خورند و پوست ایشان را از تن ایشان می‌کنند و استخوانهای ایشان را خرد کرده، آنها را گویا در دیگ و مثل گوشت در پاتیل می‌ریزند. bible_en_fa Therefore now, O LORD, take, I beseech thee, my life from me; for it is better for me to die than to live. آنگاه نزد خداونداستغاثه خواهند نمود و ایشان را اجابت نخواهدنمود بلکه روی خود را در آنزمان از ایشان خواهد پوشانید چونکه مرتکب اعمال زشت شده‌اند. bible_en_fa Then said the LORD, Doest thou well to be angry? خداوند درباره انبیایی که قوم مرا گمراه می‌کنند و به دندانهای خود می‌گزند و سلامتی راندا می‌کنند و اگر کسی چیزی به دهان ایشان نگذارد با او تدارک جنگ می‌بینند، چنین می‌گوید: bible_en_fa So Jonah went out of the city, and sat on the east side of the city, and there made him a booth, and sat under it in the shadow, till he might see what would become of the city. از این جهت برای شما شب خواهدبود که رویا نبینید و ظلمت برای شما خواهد بود که فالگیری ننمایید. آفتاب بر انبیاء غروب خواهد کرد و روز بر ایشان تاریک خواهد شد. bible_en_fa And the LORD God prepared a gourd, and made it to come up over Jonah, that it might be a shadow over his head, to deliver him from his grief. So Jonah was exceeding glad of the gourd. وراییان خجل و فالگیران رسوا شده، جمیع ایشان لبهای خود را خواهند پوشانید چونکه از جانب خدا جواب نخواهد بود. bible_en_fa But God prepared a worm when the morning rose the next day, and it smote the gourd that it withered. و لیکن من از قوت روح خداوند و از انصاف و توانایی مملو شده‌ام تایعقوب را از عصیان او و اسرائیل را از گناهش خبر دهم. bible_en_fa And it came to pass, when the sun did arise, that God prepared a vehement east wind; and the sun beat upon the head of Jonah, that he fainted, and wished in himself to die, and said, It is better for me to die than to live. ‌ای روسای خاندان یعقوب و‌ای داوران خاندان اسرائیل این را بشنوید! شما که ازانصاف نفرت دارید و تمامی راستی را منحرف می‌سازید. bible_en_fa And God said to Jonah, Doest thou well to be angry for the gourd? And he said, I do well to be angry, even unto death. و صهیون را به خون و اورشلیم را به ظلم بنا می‌نمایید. bible_en_fa Then said the LORD, Thou hast had pity on the gourd, for the which thou hast not laboured, neither madest it grow; which came up in a night, and perished in a night: روسای ایشان برای رشوه داوری می‌نمایند و کاهنان ایشان برای اجرت تعلیم می‌دهند و انبیای ایشان برای نقره فال می‌گیرند و بر خداوند توکل نموده، می‌گویند: آیاخداوند در میان ما نیست پس بلا به ما نخواهدرسید.بنابراین صهیون به‌سبب شما مثل مزرعه شیار خواهد شد و اورشلیم به توده های سنگ و کوه خانه به بلندیهای جنگل مبدل خواهد گردید. bible_en_fa And should not I spare Nineveh, that great city, wherein are more than sixscore thousand persons that cannot discern between their right hand and their left hand; and also much cattle? بنابراین صهیون به‌سبب شما مثل مزرعه شیار خواهد شد و اورشلیم به توده های سنگ و کوه خانه به بلندیهای جنگل مبدل خواهد گردید. bible_en_fa The word of the LORD that came to Micah the Morasthite in the days of Jotham, Ahaz, and Hezekiah, kings of Judah, which he saw concerning Samaria and Jerusalem. و در ایام آخر، کوه خانه خداوند بر قله کوها ثابت خواهد شد و بر فوق تلهابرافراشته خواهد گردید و قوم‌ها بر آن روان خواهند شد. bible_en_fa Hear, all ye people; hearken, O earth, and all that therein is: and let the Lord GOD be witness against you, the Lord from his holy temple. و امت های بسیار عزیمت کرده، خواهند گفت: بیایید تا به کوه خداوند و به خانه خدای یعقوب برآییم تا طریق های خویش را به ما تعلیم دهد و به راههای وی سلوک نماییم زیراکه شریعت از صهیون و کلام خداوند از اورشلیم صادر خواهد شد. bible_en_fa For, behold, the LORD cometh forth out of his place, and will come down, and tread upon the high places of the earth. و او در میان قوم های بسیارداوری خواهد نمود و امت های عظیم را از جای دور تنبیه خواهد کرد و ایشان شمشیرهای خودرا برای گاوآهن و نیزه های خویش را برای اره هاخواهند شکست و امتی بر امتی شمشیر نخواهدکشید و بار دیگر جنگ را نخواهند آموخت. bible_en_fa And the mountains shall be molten under him, and the valleys shall be cleft, as wax before the fire, and as the waters that are poured down a steep place. وهر کس زیر مو خود و زیر انجیر خویش خواهدنشست و ترساننده‌ای نخواهد بود زیرا که دهان یهوه صبایوت تکلم نموده است. bible_en_fa For the transgression of Jacob is all this, and for the sins of the house of Israel. What is the transgression of Jacob? is it not Samaria? and what are the high places of Judah? are they not Jerusalem? زیرا که جمیع قوم‌ها هر کدام به اسم خدای خویش سلوک می‌نمایند اما ما به اسم یهوه خدای خود تاابدالاباد سلوک خواهیم نمود. bible_en_fa Therefore I will make Samaria as an heap of the field, and as plantings of a vineyard: and I will pour down the stones thereof into the valley, and I will discover the foundations thereof. خداوند می‌گوید که در آن روز لنگان راجمع خواهم کرد و رانده شدگان و آنانی را که مبتلا ساخته‌ام فراهم خواهم آورد. bible_en_fa And all the graven images thereof shall be beaten to pieces, and all the hires thereof shall be burned with the fire, and all the idols thereof will I lay desolate: for she gathered it of the hire of an harlot, and they shall return to the hire of an harlot. و لنگان رابقیتی و دور شدگان را قوم قوی خواهم ساخت وخداوند در کوه صهیون برایشان از الان تا ابدالابادسلطنت خواهند نمود. bible_en_fa Therefore I will wail and howl, I will go stripped and naked: I will make a wailing like the dragons, and mourning as the owls. و تو‌ای برج گله و‌ای کوه دختر صهیون این به تو خواهد رسید وسلطنت اول یعنی مملکت دختر اورشلیم خواهدآمد. bible_en_fa For her wound is incurable; for it is come unto Judah; he is come unto the gate of my people, even to Jerusalem. الان چرا فریاد برمی آوری؟ آیا در توپادشاهی نیست و آیا مشیر تو نابود شده است که درد تو را مثل زنی که می‌زاید گرفته است؟ bible_en_fa Declare ye it not at Gath, weep ye not at all: in the house of Aphrah roll thyself in the dust. ‌ای دختر صهیون مثل زنی که می‌زاید درد زه کشیده، وضع حمل نما زیرا که الان از شهر بیرون رفته، درصحرا خواهی نشست و به بابل رفته، در آنجارهایی خواهی یافت و در آنجا خداوند تو را ازدست دشمنانت رهایی خواهد داد. bible_en_fa Pass ye away, thou inhabitant of Saphir, having thy shame naked: the inhabitant of Zaanan came not forth in the mourning of Beth-ezel; he shall receive of you his standing. و الان امت های بسیار بر تو جمع شده، می‌گویند که صهیون نجس خواهد شد و چشمان ما بر او خواهد نگریست. bible_en_fa For the inhabitant of Maroth waited carefully for good: but evil came down from the LORD unto the gate of Jerusalem. اما ایشان تدبیرات خداوندرا نمی دانند و مشورت او را نمی فهمند زیرا که ایشان را مثل بافه‌ها در خرمنگاه جمع کرده است.‌ای دختر صهیون برخیز و پایمال کن زیرا که شاخ تو را آهن خواهم ساخت و سمهای تو رابرنج خواهم نمود و قوم های بسیار را خواهی کوبید و حاصل ایشان را برای یهوه و دولت ایشان را برای خداوند تمامی زمین وقف خواهی نمود. bible_en_fa O thou inhabitant of Lachish, bind the chariot to the swift beast: she is the beginning of the sin to the daughter of Zion: for the transgressions of Israel were found in thee. ‌ای دختر صهیون برخیز و پایمال کن زیرا که شاخ تو را آهن خواهم ساخت و سمهای تو رابرنج خواهم نمود و قوم های بسیار را خواهی کوبید و حاصل ایشان را برای یهوه و دولت ایشان را برای خداوند تمامی زمین وقف خواهی نمود. bible_en_fa Therefore shalt thou give presents to Moresheth-gath: the houses of Achzib shall be a lie to the kings of Israel. ای دختر افواج، الان در فوجها جمع خواهی شد! ایشان به ضد ما سنگرهابسته‌اند. با عصا بر رخسار داور اسرائیل خواهندزد. bible_en_fa Yet will I bring an heir unto thee, O inhabitant of Mareshah: he shall come unto Adullam the glory of Israel. و تو‌ای بیت لحم افراته اگر‌چه در هزاره های یهودا کوچک هستی، از تو برای من کسی بیرون خواهد آمد که بر قوم من اسرائیل حکمرانی خواهد نمود و طلوع های او از قدیم و از ایام ازل بوده است. bible_en_fa Make thee bald, and poll thee for thy delicate children; enlarge thy baldness as the eagle; for they are gone into captivity from thee. بنابراین ایشان را تا زمانی که زن حامله بزاید تسلیم خواهد نمود و بقیه برادرانش با بنی‌اسرائیل بازخواهند گشت. bible_en_fa Woe to them that devise iniquity, and work evil upon their beds! when the morning is light, they practise it, because it is in the power of their hand. و او خواهدایستاد و در قوت خداوند و در کبریایی اسم یهوه خدای خویش (گله خود را) خواهد چرانید وایشان به آرامی ساکن خواهند شد زیرا که او الان تا اقصای زمین بزرگ خواهد شد. bible_en_fa And they covet fields, and take them by violence; and houses, and take them away: so they oppress a man and his house, even a man and his heritage. و او سلامتی خواهد بود.هنگامی که آشور به زمین ما داخل شده، برقصرهای ما قدم نهد، آنگاه هفت شبان و هشت سرور آدمیان را به مقابل او برپا خواهیم داشت. bible_en_fa Therefore thus saith the LORD; Behold, against this family do I devise an evil, from which ye shall not remove your necks; neither shall ye go haughtily: for this time is evil. و ایشان زمین آشور و مدخل های زمین نمرود رابا شمشیر حکمرانی خواهند نمود و او ما را ازآشور رهایی خواهد داد، هنگامی که به زمین ماداخل شده، حدود ما را پایمال کند. bible_en_fa In that day shall one take up a parable against you, and lament with a doleful lamentation, and say, We be utterly spoiled: he hath changed the portion of my people: how hath he removed it from me! turning away he hath divided our fields. و بقیه یعقوب در میان قوم های بسیار مثل شبنم از جانب خداوند خواهد بود و مانند بارشی که بر گیاه می‌آید که برای انسان انتظار نمی کشد و به جهت بنی آدم صبر نمی نماید. bible_en_fa Therefore thou shalt have none that shall cast a cord by lot in the congregation of the LORD. و بقیه یعقوب در میان امت‌ها و در وسط قوم های بسیار، مثل شیر درمیان جانوران جنگل و مانند شیر ژیان در میان گله های گوسفندان خواهند بود که چون عبورمی نماید پایمال می‌کند و می‌درد و رهاننده‌ای نمی باشد. bible_en_fa Prophesy ye not, say they to them that prophesy: they shall not prophesy to them, that they shall not take shame. و دست تو بر خصمانت بلند خواهدشد و جمیع دشمنانت منقطع خواهند گردید. bible_en_fa O thou that art named the house of Jacob, is the spirit of the LORD straitened? are these his doings? do not my words do good to him that walketh uprightly? و خداوند می‌گوید که در آن روز اسبان تورا از میانت منقطع و ارابه هایت را معدوم خواهم نمود. bible_en_fa Even of late my people is risen up as an enemy: ye pull off the robe with the garment from them that pass by securely as men averse from war. و شهرهای ولایت تو را خراب نموده، همه قلعه هایت را منهدم خواهم ساخت. bible_en_fa The women of my people have ye cast out from their pleasant houses; from their children have ye taken away my glory for ever. وجادوگری را از دست تو تلف خواهم نمود که فالگیران دیگر در تو یافت نشوند. bible_en_fa Arise ye, and depart; for this is not your rest: because it is polluted, it shall destroy you, even with a sore destruction. و بتهای تراشیده و تمثالهای تو را از میانت نابود خواهم ساخت که بار دیگر به صنعت دست خود سجده ننمایی. bible_en_fa If a man walking in the spirit and falsehood do lie, saying, I will prophesy unto thee of wine and of strong drink; he shall even be the prophet of this people. و اشیره هایت را از میانت کنده، شهرهایت را منهدم خواهم ساخت.و با خشم و غضب از امت هایی که نمی شنوند انتقام خواهم کشید. bible_en_fa I will surely assemble, O Jacob, all of thee; I will surely gather the remnant of Israel; I will put them together as the sheep of Bozrah, as the flock in the midst of their fold: they shall make great noise by reason of the multitude of men. و با خشم و غضب از امت هایی که نمی شنوند انتقام خواهم کشید. bible_en_fa The breaker is come up before them: they have broken up, and have passed through the gate, and are gone out by it: and their king shall pass before them, and the LORD on the head of them. آنچه خداوند می‌گوید بشنوید! برخیز ونزد کوهها مخاصمه نما و تلها آواز تو را بشنوند. bible_en_fa And I said, Hear, I pray you, O heads of Jacob, and ye princes of the house of Israel; Is it not for you to know judgment? ‌ای کوهها مخاصمه خداوند را بشنویدو‌ای اساسهای جاودانی زمین! زیرا خداوند را باقوم خود مخاصمه‌ای است و با اسرائیل محاکمه خواهد کرد. bible_en_fa Who hate the good, and love the evil; who pluck off their skin from off them, and their flesh from off their bones; ‌ای قوم من به تو چه کرده‌ام و به چه چیز تو را خسته ساخته‌ام؟ به ضد من شهادت بده. bible_en_fa Who also eat the flesh of my people, and flay their skin from off them; and they break their bones, and chop them in pieces, as for the pot, and as flesh within the caldron. زیرا که تو را از زمین مصر برآوردم و تو را ازخانه بندگی فدیه دادم و موسی و هارون و مریم راپیش روی تو ارسال نمودم. bible_en_fa Then shall they cry unto the LORD, but he will not hear them: he will even hide his face from them at that time, as they have behaved themselves ill in their doings. ‌ای قوم من آنچه راکه بالاق پادشاه موآب مشورت داد و آنچه بلعام بن بعور او را جواب فرستاد بیاد آور و آنچه را که از شطیم تا جلجال (واقع شد به‌خاطر دار) تاعدالت خداوند را بدانی. bible_en_fa Thus saith the LORD concerning the prophets that make my people err, that bite with their teeth, and cry, Peace; and he that putteth not into their mouths, they even prepare war against him. با چه چیز به حضورخداوند بیایم و نزد خدای تعالی رکوع نمایم؟ آیابا قربانی های سوختنی و با گوساله های یک ساله به حضور وی بیایم؟ bible_en_fa Therefore night shall be unto you, that ye shall not have a vision; and it shall be dark unto you, that ye shall not divine; and the sun shall go down over the prophets, and the day shall be dark over them. آیا خداوند از هزارها قوچ و از ده هزارها نهر روغن راضی خواهد شد؟ آیانخست زاده خود را به عوض معصیتم و ثمره بدن خویش را به عوض گناه جانم بدهم؟ bible_en_fa Then shall the seers be ashamed, and the diviners confounded: yea, they shall all cover their lips; for there is no answer of God. ‌ای مرد ازآنچه نیکو است تو را اخبار نموده است؛ وخداوند از تو چه چیز را می‌طلبد غیر از اینکه انصاف را بجا آوری و رحمت را دوست بداری ودر حضور خدای خویش با فروتنی سلوک نمایی؟ bible_en_fa But truly I am full of power by the spirit of the LORD, and of judgment, and of might, to declare unto Jacob his transgression, and to Israel his sin. آواز خداوند به شهر ندا می‌دهد و حکمت اسم او را مشاهده می‌نماید. عصا و تعیین کننده آن را بشنوید. bible_en_fa Hear this, I pray you, ye heads of the house of Jacob, and princes of the house of Israel, that abhor judgment, and pervert all equity. آیا تا به حال گنجهای شرارت وایفای ناقص ملعون در خانه شریران می‌باشد؟ bible_en_fa They build up Zion with blood, and Jerusalem with iniquity. آیا من با میزانهای شرارت و با کیسه سنگهای ناراست بری خواهم شد؟ bible_en_fa The heads thereof judge for reward, and the priests thereof teach for hire, and the prophets thereof divine for money: yet will they lean upon the LORD, and say, Is not the LORD among us? none evil can come upon us. زیرا که دولتمندان او از ظلم مملواند و ساکنانش دروغ می‌گویند وزبان ایشان در دهانشان فریب محض است. bible_en_fa Therefore shall Zion for your sake be plowed as a field, and Jerusalem shall become heaps, and the mountain of the house as the high places of the forest. پس من نیز تو را به‌سبب گناهانت به جراحات مهلک مجروح ساخته، خراب خواهم نمود. bible_en_fa But in the last days it shall come to pass, that the mountain of the house of the LORD shall be established in the top of the mountains, and it shall be exalted above the hills; and people shall flow unto it. تو خواهی خورد اما سیر نخواهی شد وگرسنگی تو در اندرونت خواهد ماند و بیرون خواهی برد اما رستگار نخواهی ساخت و آنچه راکه رستگار نمایی من به شمشیر تسلیم خواهم نمود. bible_en_fa And many nations shall come, and say, Come, and let us go up to the mountain of the LORD, and to the house of the God of Jacob; and he will teach us of his ways, and we will walk in his paths: for the law shall go forth of Zion, and the word of the LORD from Jerusalem. تو خواهی کاشت اما نخواهی دروید؛ توزیتون را به پا خواهی فشرد اما خویشتن را به روغن تدهین نخواهی نمود؛ و عصیر انگور را اماشراب نخواهی نوشید.زیرا که قوانین عمری وجمیع اعمال خاندان اخاب نگاه داشته می‌شود وبه مشورت های ایشان سلوک می‌نمایید تا تو را به ویرانی و ساکنانش را به سخریه تسلیم نمایم، پس عار قوم مرا متحمل خواهید شد. bible_en_fa And he shall judge among many people, and rebuke strong nations afar off; and they shall beat their swords into plowshares, and their spears into pruninghooks: nation shall not lift up a sword against nation, neither shall they learn war any more. زیرا که قوانین عمری وجمیع اعمال خاندان اخاب نگاه داشته می‌شود وبه مشورت های ایشان سلوک می‌نمایید تا تو را به ویرانی و ساکنانش را به سخریه تسلیم نمایم، پس عار قوم مرا متحمل خواهید شد. bible_en_fa But they shall sit every man under his vine and under his fig tree; and none shall make them afraid: for the mouth of the LORD of hosts hath spoken it. وای بر من زیرا که مثل جمع کردن میوه‌ها ومانند چیدن انگورهایی شده‌ام که نه خوشه‌ای برای خوراک دارد و نه نوبر انجیری که جان من آن را می‌خواهد. bible_en_fa For all people will walk every one in the name of his god, and we will walk in the name of the LORD our God for ever and ever. مرد متقی از جهان نابود شده، و راست کردار از میان آدمیان معدوم گردیده است. جمع ایشان برای خون کمین می‌گذارند و یکدیگر را به دام صید می‌نمایند. bible_en_fa In that day, saith the LORD, will I assemble her that halteth, and I will gather her that is driven out, and her that I have afflicted; دستهای ایشان برای شرارت چالاک است، رئیس طلب می‌کند و داور رشوه می‌خواهد و مرد بزرگ به هوای نفس خود تکلم می‌نماید؛ پس ایشان آن را به هم می‌بافند. bible_en_fa And I will make her that halted a remnant, and her that was cast far off a strong nation: and the LORD shall reign over them in mount Zion from henceforth, even for ever. نیکوترین ایشان مثل خار می‌باشد و راست کردار ایشان از خاربست بدتر. روز پاسبانانت و (روز) عقوبت تو رسیده است، الان اضطراب ایشان خواهد بود. bible_en_fa And thou, O tower of the flock, the strong hold of the daughter of Zion, unto thee shall it come, even the first dominion; the kingdom shall come to the daughter of Jerusalem. بر یارخود اعتماد مدار و بر دوست خالص خویش توکل منما و در دهان خود را از هم آغوش خودنگاه دار. bible_en_fa Now why dost thou cry out aloud? is there no king in thee? is thy counseller perished? for pangs have taken thee as a woman in travail. زیرا که پسر، پدر را افتضاح می‌کند ودختر با مادر خود و عروس با خارسوی خویش مقاومت می‌نمایند و دشمنان شخص اهل خانه اومی باشند. bible_en_fa Be in pain, and labour to bring forth, O daughter of Zion, like a woman in travail: for now shalt thou go forth out of the city, and thou shalt dwell in the field, and thou shalt go even to Babylon; there shalt thou be delivered; there the LORD shall redeem thee from the hand of thine enemies. اما من بسوی خداوند نگرانم و برای خدای نجات خود انتظار می‌کشم و خدای من مرااجابت خواهد نمود. bible_en_fa Now also many nations are gathered against thee, that say, Let her be defiled, and let our eye look upon Zion. ‌ای دشمن من بر من شادی منما زیرا اگر‌چه بیفتم خواهم برخاست و اگرچه در تاریکی بنشینم خداوند نور من خواهد بود. bible_en_fa But they know not the thoughts of the LORD, neither understand they his counsel: for he shall gather them as the sheaves into the floor. غضب خداوند را متحمل خواهم شد زیرا به او گناه ورزیده‌ام تا او دعوی مرا فیصل کند و داوری مرابجا آورد. پس مرا به روشنایی بیرون خواهدآورد و عدالت او را مشاهده خواهم نمود. bible_en_fa Arise and thresh, O daughter of Zion: for I will make thine horn iron, and I will make thy hoofs brass: and thou shalt beat in pieces many people: and I will consecrate their gain unto the LORD, and their substance unto the Lord of the whole earth. دشمنم این را خواهد دید و خجالت او راخواهد پوشانید زیرا به من می‌گوید: یهوه خدای تو کجا است؟ چشمانم بر او خواهد نگریست واو الان مثل گل کوچه‌ها پایمال خواهد شد. bible_en_fa Now gather thyself in troops, O daughter of troops: he hath laid siege against us: they shall smite the judge of Israel with a rod upon the cheek. درروز بنا نمودن دیوارهایت در آن روز شریعت دور خواهد شد. bible_en_fa But thou, Bethlehem Ephratah, though thou be little among the thousands of Judah, yet out of thee shall he come forth unto me that is to be ruler in Israel; whose goings forth have been from of old, from everlasting. در آن روز از آشور و ازشهرهای مصر و از مصر تا نهر (فرات ) و از دریا تادریا و از کوه تا کوه نزد تو خواهند آمد. bible_en_fa Therefore will he give them up, until the time that she which travaileth hath brought forth: then the remnant of his brethren shall return unto the children of Israel. و زمین به‌سبب ساکنانش، به جهت نتیجه اعمالشان ویران خواهد شد. bible_en_fa And he shall stand and feed in the strength of the LORD, in the majesty of the name of the LORD his God; and they shall abide: for now shall he be great unto the ends of the earth. قوم خود را به عصای خویش شبانی کن وگوسفندان میراث خود را که در جنگل و در میان کرمل به تنهایی ساکن می‌باشند. ایشان مثل ایام سابق در باشان و جلعاد بچرند. bible_en_fa And this man shall be the peace, when the Assyrian shall come into our land: and when he shall tread in our palaces, then shall we raise against him seven shepherds, and eight principal men. مثل ایامی که ازمصر بیرون آمدی کارهای عجیب به او نشان خواهم داد. bible_en_fa And they shall waste the land of Assyria with the sword, and the land of Nimrod in the entrances thereof: thus shall he deliver us from the Assyrian, when he cometh into our land, and when he treadeth within our borders. امت‌ها چون این را بینند، از تمامی توانایی خویش خجل خواهند شد و دست بردهان خواهند گذاشت و گوشهای ایشان کرخواهد شد. bible_en_fa And the remnant of Jacob shall be in the midst of many people as a dew from the LORD, as the showers upon the grass, that tarrieth not for man, nor waiteth for the sons of men. مثل مار خاک را خواهند لیسید ومانند حشرات زمین از سوراخهای خود با لرزه بیرون خواهند آمد و بسوی یهوه خدای ما باخوف خواهند آمد و از تو خواهند ترسید. bible_en_fa And the remnant of Jacob shall be among the Gentiles in the midst of many people as a lion among the beasts of the forest, as a young lion among the flocks of sheep: who, if he go through, both treadeth down, and teareth in pieces, and none can deliver. کیست خدایی مثل تو که عصیان را می‌آمرزدو از تقصیر بقیه میراث خویش درمی گذرد. اوخشم خود را تا به ابد نگاه نمی دارد زیرا رحمت را دوست می‌دارد.او باز رجوع کرده، بر مارحمت خواهد نمود و عصیان ما را پایمال خواهد کرد و تو جمیع گناهان ایشان را به عمق های دریا خواهی انداخت. bible_en_fa Thine hand shall be lifted up upon thine adversaries, and all thine enemies shall be cut off. او باز رجوع کرده، بر مارحمت خواهد نمود و عصیان ما را پایمال خواهد کرد و تو جمیع گناهان ایشان را به عمق های دریا خواهی انداخت. bible_en_fa And it shall come to pass in that day, saith the LORD, that I will cut off thy horses out of the midst of thee, and I will destroy thy chariots: القوشی. bible_en_fa And I will cut off the cities of thy land, and throw down all thy strong holds: یهوه خدای غیور و انتقام گیرنده است. خداوند انتقام گیرنده و صاحب غضب است. خداوند از دشمنان خویش انتقام می‌گیرد و برای خصمان خود خشم را نگاه می‌دارد. bible_en_fa And I will cut off witchcrafts out of thine hand; and thou shalt have no more soothsayers: خداونددیرغضب و عظیم القوت است و گناه را هرگزبی سزا نمی گذارد. راه خداوند در تند باد و طوفان است و ابرها خاک پای او می‌باشد. bible_en_fa Thy graven images also will I cut off, and thy standing images out of the midst of thee; and thou shalt no more worship the work of thine hands. دریا را عتاب می‌کند و آن را می‌خشکاند و جمیع نهرها راخشک می‌سازد. باشان و کرمل کاهیده می‌شوند وگل لبنان پژمرده می‌گردد. bible_en_fa And I will pluck up thy groves out of the midst of thee: so will I destroy thy cities. کوهها از او متزلزل وتلها گداخته می‌شوند و جهان از حضور وی متحرک می‌گردد و ربع مسکون و جمیع ساکنانش. bible_en_fa And I will execute vengeance in anger and fury upon the heathen, such as they have not heard. پیش خشم وی که تواند ایستاد؟ و درحدت غضب او که تواند برخاست؟ غضب او مثل آتش ریخته می‌شود و صخره‌ها از او خردمی گردد. bible_en_fa Hear ye now what the LORD saith; Arise, contend thou before the mountains, and let the hills hear thy voice. خداوند نیکو است و در روز تنگی ملجا می‌باشد و متوکلان خود را می‌شناسد. bible_en_fa Hear ye, O mountains, the LORD's controversy, and ye strong foundations of the earth: for the LORD hath a controversy with his people, and he will plead with Israel. و به سیل سرشار، مکان آن را بالکل خراب خواهدساخت و تاریکی دشمنان او را تعاقب خواهدنمود. bible_en_fa O my people, what have I done unto thee? and wherein have I wearied thee? testify against me. کدام تدبیر را به ضد خداوند توانید نمود؟ او دفعه هلاک خواهد کرد و مصیبت دفعه دیگر برپا نخواهد شد. bible_en_fa For I brought thee up out of the land of Egypt, and redeemed thee out of the house of servants; and I sent before thee Moses, Aaron, and Miriam. زیرا اگرچه مثل خارها بهم پیچیده و مانند می‌گساران مست بشوند، لیکن چون کاه خشک بالکل سوخته خواهند شد. bible_en_fa O my people, remember now what Balak king of Moab consulted, and what Balaam the son of Beor answered him from Shittim unto Gilgal; that ye may know the righteousness of the LORD. مشیر بلیعال که به ضد خداوند بد می‌اندیشد، از تو بیرون آمده است. bible_en_fa Wherewith shall I come before the LORD, and bow myself before the high God? shall I come before him with burnt offerings, with calves of a year old? خداوند چنین می‌گوید: «اگرچه ایشان درقوت سالم و در شماره نیز بسیار باشند لیکن منقطع شده، در خواهند گذشت. و اگر‌چه تو راذلیل ساختم، لیکن بار دیگر تو را ذلیل نخواهم نمود. bible_en_fa Will the LORD be pleased with thousands of rams, or with ten thousands of rivers of oil? shall I give my firstborn for my transgression, the fruit of my body for the sin of my soul? و الان یوغ او را از گردن تو خواهم شکست و بندهای تو را خواهم گسیخت.» bible_en_fa He hath shewed thee, O man, what is good; and what doth the LORD require of thee, but to do justly, and to love mercy, and to walk humbly with thy God? وخداوند درباره تو امر فرموده است که بار دیگرذریتی به نام تو نخواهد بود و از خانه خدایانت بتهای تراشیده و اصنام ریخته شده را منقطع خواهم نمود و قبر تو را خواهم ساخت زیرا خوارشده‌ای.اینک بر کوهها پایهای مبشر که سلامتی را ندا می‌کند! ای یهودا عیدهای خود رانگاه دار و نذرهای خود را وفا کن زیرا که مردبلیعال بار دیگر از تو نخواهد گذشت بلکه بالکل منقطع خواهد شد. bible_en_fa The LORD's voice crieth unto the city, and the man of wisdom shall see thy name: hear ye the rod, and who hath appointed it. اینک بر کوهها پایهای مبشر که سلامتی را ندا می‌کند! ای یهودا عیدهای خود رانگاه دار و نذرهای خود را وفا کن زیرا که مردبلیعال بار دیگر از تو نخواهد گذشت بلکه بالکل منقطع خواهد شد. bible_en_fa Are there yet the treasures of wickedness in the house of the wicked, and the scant measure that is abominable? خراب کننده در مقابل تو برمی آید. حصاررا حفظ کن، راه را دیدبانی نما، کمر خود راقوی گردان و قوت خویش را بسیار زیاد کن. bible_en_fa Shall I count them pure with the wicked balances, and with the bag of deceitful weights? زیرا خداوند عظمت یعقوب را مثل عظمت اسرائیل باز می‌آورد و تاراج کنندگان ایشان را تاراج می‌کنند و شاخه های موهای ایشان را تلف می‌نمایند. bible_en_fa For the rich men thereof are full of violence, and the inhabitants thereof have spoken lies, and their tongue is deceitful in their mouth. سپر جباران او سرخ شده و مردان جنگی به قرمز ملبس و ارابه‌ها در روز تهیه او ازفولاد لامع است و نیزه‌ها متحرک می‌باشد. bible_en_fa Therefore also will I make thee sick in smiting thee, in making thee desolate because of thy sins. ارابه‌ها را در کوچه‌ها بتندی می‌رانند، درچهارسوها بهم برمی خورند. نمایش آنها مثل مشعلها است و مانند برقها می‌دوند. bible_en_fa Thou shalt eat, but not be satisfied; and thy casting down shall be in the midst of thee; and thou shalt take hold, but shalt not deliver; and that which thou deliverest will I give up to the sword. او بزرگان خود را به یاد می‌آورد و ایشان در راه رفتن لغزش می‌خورند. دوان دوان به حصار می‌آیند ومنجنیق را حاضر می‌سازند. bible_en_fa Thou shalt sow, but thou shalt not reap; thou shalt tread the olives, but thou shalt not anoint thee with oil; and sweet wine, but shalt not drink wine. دروازه های نهرهاگشاده است و قصر گداخته می‌گردد. bible_en_fa For the statutes of Omri are kept, and all the works of the house of Ahab, and ye walk in their counsels; that I should make thee a desolation, and the inhabitants thereof an hissing: therefore ye shall bear the reproach of my people. و حصب برهنه شده، (به اسیری ) برده می‌شود و کنیزانش مثل ناله فاخته‌ها سینه زنان ناله می‌کنند. bible_en_fa Woe is me! for I am as when they have gathered the summer fruits, as the grapegleanings of the vintage: there is no cluster to eat: my soul desired the firstripe fruit. و نینوااز روزی که به وجود آمد، مانند برکه آب می‌بود. اما اهلش فرار می‌کنند، (و اگر‌چه صدا می‌زنند)که «بایستید! بایستید!»، لیکن احدی ملتفت نمی شود. bible_en_fa The good man is perished out of the earth: and there is none upright among men: they all lie in wait for blood; they hunt every man his brother with a net. نقره را غارت کنید و طلا را به یغما برید زیراکه اندوخته های او را و کثرت هرگونه متاع نفیسه‌اش را انتهایی نیست. bible_en_fa That they may do evil with both hands earnestly, the prince asketh, and the judge asketh for a reward; and the great man, he uttereth his mischievous desire: so they wrap it up. او خالی و ویران وخراب است و دلش گداخته و زانوهایش لرزان ودر همه کمرها درد شدید می‌باشد و رنگ رویهای همه پریده است. bible_en_fa The best of them is as a brier: the most upright is sharper than a thorn hedge: the day of thy watchmen and thy visitation cometh; now shall be their perplexity. بیشه شیران و مرتع شیران ژیان کجا است که در آن شیر نر و شیر ماده و شیر بچه می‌خرامیدند و ترساننده‌ای نبود؟ bible_en_fa Trust ye not in a friend, put ye not confidence in a guide: keep the doors of thy mouth from her that lieth in thy bosom. شیر نر برای حاجت بچه های خود می‌درید وبه جهت شیرهای ماده‌اش خفه می‌کرد ومغاره های خود را از شکار و بیشه های خویش رااز صید پر می‌ساخت.اما الان یهوه صبایوت می‌گوید: «من به ضدتو هستم و ارابه هایش را به دود خواهم سوزانید وشمشیر، شیران ژیان تو را هلاک خواهد ساخت و شکار تو را از زمین منقطع خواهم نمود و آوازایلچیانت دیگر مسموع نخواهد شد.» bible_en_fa For the son dishonoureth the father, the daughter riseth up against her mother, the daughter in law against her mother in law; a man's enemies are the men of his own house. اما الان یهوه صبایوت می‌گوید: «من به ضدتو هستم و ارابه هایش را به دود خواهم سوزانید وشمشیر، شیران ژیان تو را هلاک خواهد ساخت و شکار تو را از زمین منقطع خواهم نمود و آوازایلچیانت دیگر مسموع نخواهد شد.» bible_en_fa Therefore I will look unto the LORD; I will wait for the God of my salvation: my God will hear me. وای بر شهر خون ریز که تمامش از دروغ وقتل مملو است و غارت از آن دورنمی شود! bible_en_fa Rejoice not against me, O mine enemy: when I fall, I shall arise; when I sit in darkness, the LORD shall be a light unto me. آواز تازیانه‌ها و صدای غرغر چرخهاو جهیدن اسبان و جستن ارابه‌ها. bible_en_fa I will bear the indignation of the LORD, because I have sinned against him, until he plead my cause, and execute judgment for me: he will bring me forth to the light, and I shall behold his righteousness. سواران هجوم می‌آورند و شمشیرها براق و نیزه‌ها لامع می‌باشدو کثرت مجروحان و فراوانی مقتولان و لاشها راانتها نیست. بر لاشهای یکدیگر می‌افتند. bible_en_fa Then she that is mine enemy shall see it, and shame shall cover her which said unto me, Where is the LORD thy God? mine eyes shall behold her: now shall she be trodden down as the mire of the streets. ازکثرت زنای زانیه خوش منظر که صاحب سحرهااست و امت‌ها را به زناهای خود و قبایل را به‌جادوگریهای خویش می‌فروشد. bible_en_fa In the day that thy walls are to be built, in that day shall the decree be far removed. اینک یهوه صبایوت می‌گوید: «من به ضد تو هستم ودامنهایت را بر روی تو منکشف ساخته، عورت تو را بر امت‌ها و رسوایی تو را بر مملکت‌ها ظاهرخواهم ساخت. bible_en_fa In that day also he shall come even to thee from Assyria, and from the fortified cities, and from the fortress even to the river, and from sea to sea, and from mountain to mountain. و نجاسات بر تو ریخته تو راذلیل خواهم ساخت و تو را عبرت خواهم گردانید. bible_en_fa Notwithstanding the land shall be desolate because of them that dwell therein, for the fruit of their doings. و واقع خواهد شد که هر‌که تو را بیند ازتو فرار کرده، خواهد گفت: نینوا ویران شده است! کیست که برای وی ماتم گیرد و از کجا برای توتعزیه کنندگان بطلبم؟» bible_en_fa Feed thy people with thy rod, the flock of thine heritage, which dwell solitarily in the wood, in the midst of Carmel: let them feed in Bashan and Gilead, as in the days of old. آیا تو از نوآمون بهتر هستی که در میان نهرهاساکن بوده، آبها او را احاطه می‌داشت که دریاحصار او و بحرها دیوار او می‌بود؟ bible_en_fa According to the days of thy coming out of the land of Egypt will I shew unto him marvellous things. حبش ومصر قوتش می‌بودند و آن انتها نداشت، فوط ولوبیم از معاونت کنندگان تو می‌بودند. bible_en_fa The nations shall see and be confounded at all their might: they shall lay their hand upon their mouth, their ears shall be deaf. معهذاجلای وطن شده و به اسیری رفته است و اطفالش نیز بر سر هر کوچه کوبیده شده‌اند و بر شرفایش قرعه انداخته‌اند و جمیع بزرگانش به زنجیرهابسته شده‌اند. bible_en_fa They shall lick the dust like a serpent, they shall move out of their holes like worms of the earth: they shall be afraid of the LORD our God, and shall fear because of thee. پس تو نیز مست شده، خویشتن را پنهان خواهی کرد و ملجایی به‌سبب دشمن خواهی جست. bible_en_fa Who is a God like unto thee, that pardoneth iniquity, and passeth by the transgression of the remnant of his heritage? he retaineth not his anger for ever, because he delighteth in mercy. جمیع قلعه هایت به درختان انجیر با نوبرها مشابه خواهد بود که چون تکانیده شود به دهان خورنده می‌افتد. bible_en_fa He will turn again, he will have compassion upon us; he will subdue our iniquities; and thou wilt cast all their sins into the depths of the sea. اینک اهل تو دراندرونت زنان می‌باشند. دروازه های زمینت برای دشمنانت بالکل گشاده شده، آتش پشت بندهایت را می‌سوزاند. bible_en_fa Thou wilt perform the truth to Jacob, and the mercy to Abraham, which thou hast sworn unto our fathers from the days of old. برای محاصره ات آب بیاور. قلعه های خودرا مستحکم ساز. به گل داخل شو و ملاط را پا بزن و کوره آجر پزی را مرمت نما. bible_en_fa The burden of Nineveh. The book of the vision of Nahum the Elkoshite. در آنجا آتش تو را خواهد سوزانید و شمشیر تو را منقطع ساخته، تو را مثل کرم خواهد خورد، خویشتن رامثل کرم کثیر کن و مثل ملخ بی‌شمار گردان. bible_en_fa God is jealous, and the LORD revengeth; the LORD revengeth, and is furious; the LORD will take vengeance on his adversaries, and he reserveth wrath for his enemies. تاجرانت را از ستارگان آسمان زیادتر کردی. مثل کرمها تاراج می‌کنند و می‌پرند. bible_en_fa The LORD is slow to anger, and great in power, and will not at all acquit the wicked: the LORD hath his way in the whirlwind and in the storm, and the clouds are the dust of his feet. تاجداران تو مانند ملخهایند و سردارانت مانند انبوه جراداند که در روز سرد بر دیوارها فرود می‌آیند، اماچون آفتاب گرم شود می‌پرند و جای ایشان معلوم نیست که کجاست.‌ای پادشاه آشورشبانانت به خواب رفته و شرفایت خوابیده‌اند وقوم تو بر کوهها پراکنده شده، کسی نیست که ایشان را جمع کند. bible_en_fa He rebuketh the sea, and maketh it dry, and drieth up all the rivers: Bashan languisheth, and Carmel, and the flower of Lebanon languisheth. ‌ای پادشاه آشورشبانانت به خواب رفته و شرفایت خوابیده‌اند وقوم تو بر کوهها پراکنده شده، کسی نیست که ایشان را جمع کند. bible_en_fa The mountains quake at him, and the hills melt, and the earth is burned at his presence, yea, the world, and all that dwell therein. وحی که حبقوق نبی آن را دید. bible_en_fa Who can stand before his indignation? and who can abide in the fierceness of his anger? his fury is poured out like fire, and the rocks are thrown down by him. ‌ای خداوند تا به کی فریاد برمی آورم ونمی شنوی؟ تا به کی نزد تو از ظلم فریادبرمی آورم و نجات نمی دهی؟ bible_en_fa The LORD is good, a strong hold in the day of trouble; and he knoweth them that trust in him. چرا بی‌انصافی رابه من نشان می‌دهی و بر ستم نظر می‌نمایی وغضب و ظلم پیش روی من می‌باشد؟ منازعه پدید می‌آید و مخاصمت سر خود را بلندمی کند. bible_en_fa But with an overrunning flood he will make an utter end of the place thereof, and darkness shall pursue his enemies. از این سبب، شریعت سست شده است و عدالت هرگز صادر نمی شود. چونکه شریران عادلان را احاطه می‌نمایند. بنابراین عدالت معوج شده صادر می‌گردد. bible_en_fa What do ye imagine against the LORD? he will make an utter end: affliction shall not rise up the second time. در میان امت‌ها نظر کنید و ملاحظه نمایید وبشدت متحیر شوید. زیرا که در ایام شما کاری می‌کنم که اگر شما را هم از آن مخبر سازند، باورنخواهید کرد. bible_en_fa For while they be folden together as thorns, and while they are drunken as drunkards, they shall be devoured as stubble fully dry. زیرا که اینک آن امت تلخ وتندخو، یعنی کلدانیان را برمی انگیزانم که دروسعت جهان می‌خرامند تا مسکن هایی را که ازآن ایشان نیست به تصرف آورند. bible_en_fa There is one come out of thee, that imagineth evil against the LORD, a wicked counseller. ایشان هولناک و مهیب می‌باشند. حکم و جلال ایشان از خودایشان صادر می‌شود. bible_en_fa Thus saith the LORD: Though they be quiet, and likewise many, yet thus shall they be cut down, when he shall pass through. Though I have afflicted thee, I will afflict thee no more. اسبان ایشان از پلنگهاچالاکتر و از گرگان شب تیزروترند و سواران ایشان جست و خیز می‌کنند. و سواران ایشان ازجای دور آمده، مثل عقابی که برای خوراک بشتابد می‌پرند. bible_en_fa For now will I break his yoke from off thee, and will burst thy bonds in sunder. جمیع ایشان برای ظلم می‌آیند. عزیمت روی ایشان بطرف پیش است و اسیران رامثل ریگ جمع می‌کنند. bible_en_fa And the LORD hath given a commandment concerning thee, that no more of thy name be sown: out of the house of thy gods will I cut off the graven image and the molten image: I will make thy grave; for thou art vile. و ایشان پادشاهان رااستهزا می‌نمایند و سروران مسخره ایشان می‌باشند. بر همه قلعه‌ها می‌خندند و خاک راتوده نموده، آنها را مسخر می‌سازند. bible_en_fa Behold upon the mountains the feet of him that bringeth good tidings, that publisheth peace! O Judah, keep thy solemn feasts, perform thy vows: for the wicked shall no more pass through thee; he is utterly cut off. پس مثل باد بشتاب رفته، عبور می‌کنند و مجرم می‌شوند. این قوت ایشان خدای ایشان است. bible_en_fa He that dasheth in pieces is come up before thy face: keep the munition, watch the way, make thy loins strong, fortify thy power mightily. ‌ای یهوه خدای من! ای قدوس من! آیا تو ازازل نیستی؟ پس نخواهیم مرد. ای خداوند ایشان را برای داوری معین کرده‌ای و‌ای صخره، ایشان را برای تادیب تاسیس نموده‌ای. bible_en_fa For the LORD hath turned away the excellency of Jacob, as the excellency of Israel: for the emptiers have emptied them out, and marred their vine branches. چشمان توپاکتر است از اینکه به بدی بنگری و به بی‌انصافی نظر نمی توانی کرد. پس چرا خیانتکاران راملاحظه می‌نمایی و حینی که شریر کسی را که ازخودش عادل تر است می‌بلعد، خاموش می‌مانی؟ bible_en_fa The shield of his mighty men is made red, the valiant men are in scarlet: the chariots shall be with flaming torches in the day of his preparation, and the fir trees shall be terribly shaken. و مردمان را مثل ماهیان دریا و مانندحشراتی که حاکمی ندارند می‌گردانی؟ bible_en_fa The chariots shall rage in the streets, they shall justle one against another in the broad ways: they shall seem like torches, they shall run like the lightnings. اوهمگی ایشان را به قلاب برمی کشد و ایشان را به دام خود می‌گیرد و در تور خویش آنها را جمع می‌نماید. از اینجهت، مسرور و شادمان می‌شود. bible_en_fa He shall recount his worthies: they shall stumble in their walk; they shall make hast to the wall thereof, and the defence shall be prepared. بنابراین، برای دام خود قربانی می‌گذراند و برای تور خویش بخور می‌سوزاند. چونکه نصیب او از آنها فربه و خوراک وی لذیذ می‌شود.آیااز اینجهت دام خود را خالی خواهد کرد و ازپیوسته کشتن امت‌ها دریغ نخواهد نمود؟ bible_en_fa The gates of the rivers shall be opened, and the palace shall be dissolved. آیااز اینجهت دام خود را خالی خواهد کرد و ازپیوسته کشتن امت‌ها دریغ نخواهد نمود؟ bible_en_fa And Huzzab shall be led away captive, she shall be brought up, and her maids shall lead her as with the voice of doves, tabering upon their breasts. بر دیده بانگاه خود می‌ایستم و بر برج برپامی شوم. و مراقب خواهم شد تا ببینم که اوبه من چه خواهد گفت و درباره شکایتم چه جواب خواهد داد. bible_en_fa But Nineveh is of old like a pool of water: yet they shall flee away. Stand, stand, shall they cry; but none shall look back. پس خداوند مرا جواب دادو گفت: رویا را بنویس و آن را بر لوحها چنان نقش نما که دونده آن را بتواند خواند. bible_en_fa Take ye the spoil of silver, take the spoil of gold: for there is none end of the store and glory out of all the pleasant furniture. زیرا که رویا هنوز برای وقت معین است و به مقصدمی شتابد و دروغ نمی گوید. اگر‌چه تاخیر نمایدبرایش منتظر باش زیرا که البته خواهد آمد ودرنگ نخواهد نمود. bible_en_fa She is empty, and void, and waste: and the heart melteth, and the knees smite together, and much pain is in all loins, and the faces of them all gather blackness. اینک جان مرد متکبر در اوراست نمی باشد، اما مرد عادل به ایمان خودزیست خواهد نمود. bible_en_fa Where is the dwelling of the lions, and the feedingplace of the young lions, where the lion, even the old lion, walked, and the lion's whelp, and none made them afraid? به درستی که شراب فریبنده است و مرد مغرور آرامی نمی پذیرد، که شهوت خود را مثل عالم اموات می‌افزاید وخودش مثل موت، سیر نمی شود. بلکه جمیع امت‌ها را نزد خود جمع می‌کند و تمامی قوم‌ها رابرای خویشتن فراهم می‌آورد. bible_en_fa The lion did tear in pieces enough for his whelps, and strangled for his lionesses, and filled his holes with prey, and his dens with ravin. پس آیا جمیع ایشان بر وی مثلی نخواهند زد و معمای طعن آمیز بر وی (نخواهند‌آورد)؟ و نخواهندگفت: وای بر کسی‌که آنچه را که از آن وی نیست می‌افزاید؟ تا به کی؟ و خویشتن را زیر بار رهنهامی نهد. bible_en_fa Behold, I am against thee, saith the LORD of hosts, and I will burn her chariots in the smoke, and the sword shall devour thy young lions: and I will cut off thy prey from the earth, and the voice of thy messengers shall no more be heard. آیا گزندگان بر تو ناگهان برنخواهندخاست و آزارندگانت بیدار نخواهند شد و تو راتاراج نخواهند نمود؟ bible_en_fa Woe to the bloody city! it is all full of lies and robbery; the prey departeth not; چونکه تو امت های بسیاری را غارت کرده‌ای، تمامی بقیه قوم‌ها تو راغارت خواهند نمود، به‌سبب خون مردمان وظلمی که بر زمین و شهر و جمیع ساکنانش نموده‌ای. bible_en_fa The noise of a whip, and the noise of the rattling of the wheels, and of the pransing horses, and of the jumping chariots. وای بر کسی‌که برای خانه خود بدی راکسب نموده است تا آشیانه خود را بر جای بلندساخته، خویشتن را از دست بلا برهاند. bible_en_fa The horseman lifteth up both the bright sword and the glittering spear: and there is a multitude of slain, and a great number of carcases; and there is none end of their corpses; they stumble upon their corpses: رسوایی را به جهت خانه خویش تدبیرکرده‌ای به اینکه قوم های بسیار را قطع نموده و برضد جان خویش گناه ورزیده‌ای. bible_en_fa Because of the multitude of the whoredoms of the wellfavoured harlot, the mistress of witchcrafts, that selleth nations through her whoredoms, and families through her witchcrafts. زیراکه سنگ از دیوار فریاد برخواهد آورد و تیر از میان چوبها آن را جواب خواهد داد. bible_en_fa Behold, I am against thee, saith the LORD of hosts; and I will discover thy skirts upon thy face, and I will shew the nations thy nakedness, and the kingdoms thy shame. وای بر کسی‌که شهری به خون بنا می‌کند و قریه‌ای به بی‌انصافی استوار می‌نماید. bible_en_fa And I will cast abominable filth upon thee, and make thee vile, and will set thee as a gazingstock. آیا این از جانب یهوه صبایوت نیست که قوم‌ها برای آتش مشقت می‌کشند و طوایف برای بطالت خویشتن راخسته می‌نمایند؟ bible_en_fa And it shall come to pass, that all they that look upon thee shall flee from thee, and say, Nineveh is laid waste: who will bemoan her? whence shall I seek comforters for thee? زیرا که جهان از معرفت جلال خداوند مملو خواهد شد به نحوی که آبهادریا را مستور می‌سازد. bible_en_fa Art thou better than populous No, that was situate among the rivers, that had the waters round about it, whose rampart was the sea, and her wall was from the sea? وای بر کسی‌که همسایه خود را می‌نوشاندو بر تو که زهر خویش را ریخته، او را نیز مست می‌سازی تا برهنگی او را بنگری. bible_en_fa Ethiopia and Egypt were her strength, and it was infinite; Put and Lubim were thy helpers. تو ازرسوایی به عوض جلال سیر خواهی شد. تو نیزبنوش و غلفه خویش را منکشف ساز. کاسه دست راست خداوند بر تو وارد خواهد آمد و قی رسوایی بر جلال تو خواهد بود. bible_en_fa Yet was she carried away, she went into captivity: her young children also were dashed in pieces at the top of all the streets: and they cast lots for her honourable men, and all her great men were bound in chains. زیرا ظلمی که بر لبنان نمودی و هلاکت حیوانات که آنها راترسانیده بود، تو را خواهد پوشانید. به‌سبب خون مردمان و ظلمی که بر زمین و شهر و بر جمیع ساکنانش رسانیدی. bible_en_fa Thou also shalt be drunken: thou shalt be hid, thou also shalt seek strength because of the enemy. از بت تراشیده چه فایده است که سازنده آن، آن را بتراشد یا از بت ریخته شده و معلم دروغ، که سازنده آن بر صنعت خودتوکل بنماید و بتهای گنگ را بسازد. bible_en_fa All thy strong holds shall be like fig trees with the firstripe figs: if they be shaken, they shall even fall into the mouth of the eater. وای برکسی‌که به چوب بگوید بیدار شو و به سنگ گنگ که برخیز! آیا می‌شود که آن تعلیم دهد؟ اینک به طلا و نقره پوشیده می‌شود لکن در اندرونش مطلق روح نیست.اما خداوند در هیکل قدس خویش است پس تمامی جهان به حضور وی خاموش باشد. bible_en_fa Behold, thy people in the midst of thee are women: the gates of thy land shall be set wide open unto thine enemies: the fire shall devour thy bars. اما خداوند در هیکل قدس خویش است پس تمامی جهان به حضور وی خاموش باشد. bible_en_fa Draw thee waters for the siege, fortify thy strong holds: go into clay, and tread the morter, make strong the brickkiln. دعای حبقوق نبی بر شجونوت. bible_en_fa There shall the fire devour thee; the sword shall cut thee off, it shall eat thee up like the cankerworm: make thyself many as the cankerworm, make thyself many as the locusts. ای خداوند چون خبر تو را شنیدم ترسان گردیدم. ای خداوند عمل خویش را در میان سالها زنده کن! در میان سالها آن را معروف ساز ودر حین غضب رحمت را بیاد آور. bible_en_fa Thou hast multiplied thy merchants above the stars of heaven: the cankerworm spoileth, and flieth away. خدا از تیمان آمد و قدوس از جبل فاران، سلاه. جلال اوآسمانها را پوشانید و زمین از تسبیح او مملوگردید. bible_en_fa Thy crowned are as the locusts, and thy captains as the great grasshoppers, which camp in the hedges in the cold day, but when the sun ariseth they flee away, and their place is not known where they are. پرتو او مثل نور بود و از دست وی شعاع ساطع گردید. و ستر قوت او در آنجا بود. bible_en_fa Thy shepherds slumber, O king of Assyria: thy nobles shall dwell in the dust: thy people is scattered upon the mountains, and no man gathereth them. پیش روی وی وبا می‌رفت و آتش تب نزد پایهای اومی بود. bible_en_fa There is no healing of thy bruise; thy wound is grievous: all that hear the bruit of thee shall clap the hands over thee: for upon whom hath not thy wickedness passed continually? او بایستاد و زمین را پیمود. او نظر افکندو امت‌ها را پراکنده ساخت و کوههای ازلی جستند و تلهای ابدی خم شدند. طریق های اوجاودانی است. bible_en_fa The burden which Habakkuk the prophet did see. خیمه های کوشان را در بلادیدم. و چادرهای زمین مدیان لرزان شد. bible_en_fa O LORD, how long shall I cry, and thou wilt not hear! even cry out unto thee of violence, and thou wilt not save! ‌ای خداوند آیا بر نهرها غضب تو افروخته شد یا خشم تو بر نهرها و غیظ تو بر دریا واردآمد، که بر اسبان خود و ارابه های فتح مندی خویش سوار شدی؟ bible_en_fa Why dost thou shew me iniquity, and cause me to behold grievance? for spoiling and violence are before me: and there are that raise up strife and contention. کمان تو تمام برهنه شد، موافق قسمهایی که در کلام خود برای اسباط خورده‌ای، سلاه. زمین را به نهرها منشق ساختی. bible_en_fa Therefore the law is slacked, and judgment doth never go forth: for the wicked doth compass about the righteous; therefore wrong judgment proceedeth. کوهها تو را دیدند و لرزان گشتند و سیلاب هاجاری شد. لجه آواز خود را داد و دستهای خویش را به بالا برافراشت. bible_en_fa Behold ye among the heathen, and regard, and wonder marvellously: for I will work a work in your days, which ye will not believe, though it be told you. آفتاب و ماه در برجهای خود ایستادند. ازنور تیرهایت و از پرتو نیزه براق تو برفتند. bible_en_fa For, lo, I raise up the Chaldeans, that bitter and hasty nation, which shall march through the breadth of the land, to possess the dwellingplaces that are not theirs. باغضب در جهان خرامیدی، و با خشم امت‌ها راپایمال نمودی. bible_en_fa They are terrible and dreadful: their judgment and their dignity shall proceed of themselves. برای نجات قوم خویش وخلاصی مسیح خود بیرون آمدی. سر را ازخاندان شریران زدی و اساس آن را تا به گردن عریان نمودی، سلاه. bible_en_fa Their horses also are swifter than the leopards, and are more fierce than the evening wolves: and their horsemen shall spread themselves, and their horsemen shall come from far; they shall fly as the eagle that hasteth to eat. سر سرداران ایشان را به عصای خودشان مجروح ساختی، حینی که مثل گردباد آمدند تامرا پراکنده سازند. خوشی ایشان در این بود که مسکینان را در خفیه ببلعند. bible_en_fa They shall come all for violence: their faces shall sup up as the east wind, and they shall gather the captivity as the sand. با اسبان خود بردریا و بر انبوه آبهای بسیار خرامیدی. bible_en_fa And they shall scoff at the kings, and the princes shall be a scorn unto them: they shall deride every strong hold; for they shall heap dust, and take it. چون شنیدم احشایم بلرزید و از آواز آن لبهایم بجنبید، و پوسیدگی به استخوانهایم داخل شده، در جای خود لرزیدم، که در روز تنگی استراحت یابم هنگامی که آن که قوم را ذلیل خواهدساخت، بر ایشان حمله آورد. bible_en_fa Then shall his mind change, and he shall pass over, and offend, imputing this his power unto his god. اگرچه انجیر شکوفه نیاورد و میوه در موهایافت نشود و حاصل زیتون ضایع گردد ومزرعه‌ها آذوقه ندهد، و گله‌ها از آغل منقطع شودو رمه‌ها در طویله‌ها نباشد،لیکن من درخداوند شادمان خواهم شد و در خدای نجات خویش وجد خواهم نمود. bible_en_fa Art thou not from everlasting, O LORD my God, mine Holy One? we shall not die. O LORD, thou hast ordained them for judgment; and, O mighty God, thou hast established them for correction. لیکن من درخداوند شادمان خواهم شد و در خدای نجات خویش وجد خواهم نمود. bible_en_fa Thou art of purer eyes than to behold evil, and canst not look on iniquity: wherefore lookest thou upon them that deal treacherously, and holdest thy tongue when the wicked devoureth the man that is more righteous than he? پادشاه یهودا، بر صفنیا ابن کوشی ابن جدلیاابن امریا ابن حزقیا نازل شد. bible_en_fa And makest men as the fishes of the sea, as the creeping things, that have no ruler over them? خداوند می‌گوید که همه‌چیزها را از روی زمین بالکل هلاک خواهم ساخت. bible_en_fa They take up all of them with the angle, they catch them in their net, and gather them in their drag: therefore they rejoice and are glad. انسان و بهایم را هلاک می‌سازم. مرغان هوا و ماهیان دریا وسنگهای مصادم را با شریران هلاک می‌سازم. وانسان را از روی زمین منقطع می‌نمایم. قول خداوند این است. bible_en_fa Therefore they sacrifice unto their net, and burn incense unto their drag; because by them their portion is fat, and their meat plenteous. و دست خود را بر یهودا و برجمیع سکنه اورشلیم دراز می‌نمایم. و بقیه بعل واسمهای موبدان و کاهنان را از این مکان منقطع می‌سازم. bible_en_fa Shall they therefore empty their net, and not spare continually to slay the nations? و آنانی را که لشکر آسمان را بر بامهامی پرستند، و آن پرستندگان را که به یهوه قسم می‌خورند و آنانی را که به ملکوم سوگندمی خورند، bible_en_fa I will stand upon my watch, and set me upon the tower, and will watch to see what he will say unto me, and what I shall answer when I am reproved. و آنانی را که از پیروی یهوه مرتدشده‌اند، و آنانی را که خداوند را نمی طلبند و از اومسالت نمی نمایند. bible_en_fa And the LORD answered me, and said, Write the vision, and make it plain upon tables, that he may run that readeth it. به حضور خداوند یهوه خاموش باش، زیراکه روز خداوند نزدیک است، چونکه خداوندقربانی‌ای مهیا کرده است و دعوت‌شدگان خود راتقدیس نموده است. bible_en_fa For the vision is yet for an appointed time, but at the end it shall speak, and not lie: though it tarry, wait for it; because it will surely come, it will not tarry. و در روز قربانی خداوندواقع خواهد شد که من بر سروران و پسران پادشاه و همه آنانی که لباس بیگانه می‌پوشند عقوبت خواهم رسانید. bible_en_fa Behold, his soul which is lifted up is not upright in him: but the just shall live by his faith. و در آن روز بر همه آنانی که بر آستانه می‌جهند عقوبت خواهم رسانید و بر آنانی که خانه خداوند خود را از ظلم و فریب پرمی سازند. bible_en_fa Yea also, because he transgresseth by wine, he is a proud man, neither keepeth at home, who enlargeth his desire as hell, and is as death, and cannot be satisfied, but gathereth unto him all nations, and heapeth unto him all people: و خداوند می‌گوید که در آن روزصدای نعره‌ای از دروازه ماهی و ولوله‌ای از محله دوم و شکستگی عظیمی از تلها مسموع خواهدشد. bible_en_fa Shall not all these take up a parable against him, and a taunting proverb against him, and say, Woe to him that increaseth that which is not his! how long? and to him that ladeth himself with thick clay! ‌ای ساکنان مکتیش ولوله نمایید زیرا که تمامی قوم کنعان تلف شده و همه آنانی که نقره رابرمی دارند منقطع گردیده‌اند. bible_en_fa Shall they not rise up suddenly that shall bite thee, and awake that shall vex thee, and thou shalt be for booties unto them? و در آنوقت اورشلیم را به چراغها تفتیش خواهم نمود و برآنانی که بر دردهای خود نشسته‌اند و در دلهای خود می‌گویند خداوند نه نیکویی می‌کند و نه بدی، عقوبت خواهم رسانید. bible_en_fa Because thou hast spoiled many nations, all the remnant of the people shall spoil thee; because of men's blood, and for the violence of the land, of the city, and of all that dwell therein. بنابراین، دولت ایشان تاراج و خانه های ایشان خراب خواهدشد؛ و خانه‌ها بنا خواهند نمود، اما در آنها ساکن نخواهند شد و تاکستانها غرس خواهند کرد، اماشراب آنها را نخواهند نوشید. bible_en_fa Woe to him that coveteth an evil covetousness to his house, that he may set his nest on high, that he may be delivered from the power of evil! روز عظیم خداوند نزدیک است، نزدیک است و بزودی هرچه تمام تر می‌رسد. آواز روزخداوند مسموع است و مرد زورآور در آن به تلخی فریاد برخواهد آورد. bible_en_fa Thou hast consulted shame to thy house by cutting off many people, and hast sinned against thy soul. آن روز، روزغضب است، روز تنگی و اضطراب، روز خرابی وویرانی، روز تاریکی و ظلمت، روز ابرها و ظلمت غلیظ، bible_en_fa For the stone shall cry out of the wall, and the beam out of the timber shall answer it. روز کرنا و هنگامه جنگ به ضدشهرهای حصاردار و به ضد برجهای بلند. bible_en_fa Woe to him that buildeth a town with blood, and stablisheth a city by iniquity! و مردمان را چنان به تنگ می‌آورم که کورانه راه خواهند رفت زیرا که به خداوند گناه ورزیده‌اند. پس خون ایشان مثل غبار و گوشت ایشان مانندسرگین ریخته خواهد شد.در روز غضب خداوند نه نقره و نه طلای ایشان ایشان را تواندرهانید و تمامی جهان از آتش غیرت او سوخته خواهدشد، زیرا که بر تمامی ساکنان جهان هلاکتی هولناک وارد خواهد آورد. bible_en_fa Behold, is it not of the LORD of hosts that the people shall labour in the very fire, and the people shall weary themselves for very vanity? در روز غضب خداوند نه نقره و نه طلای ایشان ایشان را تواندرهانید و تمامی جهان از آتش غیرت او سوخته خواهدشد، زیرا که بر تمامی ساکنان جهان هلاکتی هولناک وارد خواهد آورد. bible_en_fa For the earth shall be filled with the knowledge of the glory of the LORD, as the waters cover the sea. ای امتی که حیا ندارید فراهم آیید و جمع بشوید! bible_en_fa Woe unto him that giveth his neighbour drink, that puttest thy bottle to him, and makest him drunken also, that thou mayest look on their nakedness! قبل از آنکه حکم نتاج بیاورد وآن روز مثل کاه بگذرد؛ قبل از آنکه حدت خشم خداوند بر شما وارد آید؛ قبل از آنکه روز خشم خداوند بر شما برسد. bible_en_fa Thou art filled with shame for glory: drink thou also, and let thy foreskin be uncovered: the cup of the LORD's right hand shall be turned unto thee, and shameful spewing shall be on thy glory. ‌ای جمیع حلیمان زمین که احکام او را بجا می‌آورید، عدالت را بطلبید وتواضع را بجویید، شاید که در روز خشم خداوندمستور شوید. bible_en_fa For the violence of Lebanon shall cover thee, and the spoil of beasts, which made them afraid, because of men's blood, and for the violence of the land, of the city, and of all that dwell therein. زیرا که غزه متروک می‌شود و اشقلون ویران می‌گردد و اهل اشدود را در وقت ظهر اخراج می‌نمایند و عقرون از ریشه‌کنده می‌شود. bible_en_fa What profiteth the graven image that the maker thereof hath graven it; the molten image, and a teacher of lies, that the maker of his work trusteth therein, to make dumb idols? وای بر امت کریتیان که بر ساحل دریا ساکنند. ای کنعان‌ای زمین فلسطینیان کلام خداوند به ضدشما است و من تو را چنان هلاک می‌کنم که کسی در تو ساکن نخواهد بود، bible_en_fa Woe unto him that saith to the wood, Awake; to the dumb stone, Arise, it shall teach! Behold, it is laid over with gold and silver, and there is no breath at all in the midst of it. و ساحل دریا موضع مرتع های شبانان و آغلهای گوسفندان خواهدبود، bible_en_fa But the LORD is in his holy temple: let all the earth keep silence before him. و ساحل دریا برای بقیه خاندان یهوداخواهد بود تا در آن بچرند. شبگاهان در خانه های اشقلون خواهند خوابید زیرا یهوه خدایشان از ایشان تفقد نموده، اسیران ایشان را باز خواهدآورد. bible_en_fa A prayer of Habakkuk the prophet upon Shigionoth. ملامت موآب و سرزنش بنی عمون راشنیدم که چگونه قوم مرا ملامت می‌کنند و برسرحد ایشان فخر می‌نمایند. bible_en_fa O LORD, I have heard thy speech, and was afraid: O LORD, revive thy work in the midst of the years, in the midst of the years make known; in wrath remember mercy. بنابراین، یهوه صبایوت خدای اسرائیل می‌گوید: به حیات خودم قسم که موآب مثل سدوم و بنی عمون مثل عموره خواهد شد. محل خارها و حفره های نمک و ویرانی ابدی خواهد شد. بقیه قوم من آنهارا غارت خواهند نمود و بقیه امت من ایشان را به تصرف خواهند‌آورد. bible_en_fa God came from Teman, and the Holy One from mount Paran. Selah. His glory covered the heavens, and the earth was full of his praise. این به‌سبب تکبر ایشان بر ایشان وارد خواهد آمد زیرا که قوم یهوه صبایوت را ملامت نموده، بر ایشان فخر کردند. bible_en_fa And his brightness was as the light; he had horns coming out of his hand: and there was the hiding of his power. پس خداوند به ضد ایشان مهیب خواهد بودزیرا که تمامی خدایان جهان را زایل خواهدساخت و جمیع جزایر امت‌ها هر کدام از جای خود او را عبادت خواهند کرد. bible_en_fa Before him went the pestilence, and burning coals went forth at his feet. و شما نیز‌ای حبشیان به شمشیر من کشته خواهید شد. bible_en_fa He stood, and measured the earth: he beheld, and drove asunder the nations; and the everlasting mountains were scattered, the perpetual hills did bow: his ways are everlasting. و دست خود را بر زمین شمال دراز کرده، آشور را هلاک خواهد کرد و نینوی را به ویرانی وبه زمین خشک مثل بیابان مبدل خواهد نمود. bible_en_fa I saw the tents of Cushan in affliction: and the curtains of the land of Midian did tremble. وگله‌ها و تمامی حیوانات امت‌ها در میانش خواهند خوابید و مرغ سقا و خارپشت برتاجهای ستونهایش منزل خواهند گرفت و آوازسراینده از پنجره هایش مسموع خواهد شد وخرابی بر آستانه هایش خواهد بود زیرا که چوب سرو آزادش را برهنه خواهد کرد.این است شهر فرحناک که در اطمینان ساکن می‌بود و در دل خود می‌گفت: «من هستم و غیر از من دیگری نیست؛ من هستم و غیر از من دیگری نیست.» چگونه خراب شد! خوابگاه حیوانات گردیده است! هر‌که از آن عبور کند بر آن سخریه کرده، دست خود را خواهد جنبانید! bible_en_fa Was the LORD displeased against the rivers? was thine anger against the rivers? was thy wrath against the sea, that thou didst ride upon thine horses and thy chariots of salvation? این است شهر فرحناک که در اطمینان ساکن می‌بود و در دل خود می‌گفت: «من هستم و غیر از من دیگری نیست؛ من هستم و غیر از من دیگری نیست.» چگونه خراب شد! خوابگاه حیوانات گردیده است! هر‌که از آن عبور کند بر آن سخریه کرده، دست خود را خواهد جنبانید! bible_en_fa Thy bow was made quite naked, according to the oaths of the tribes, even thy word. Selah. Thou didst cleave the earth with rivers. وای بر شهر فتنه انگیز نجس ظلم کننده! bible_en_fa The mountains saw thee, and they trembled: the overflowing of the water passed by: the deep uttered his voice, and lifted up his hands on high. آواز را نمی شنود و تادیب را نمی پذیردو بر خداوند توکل نمی نماید و بر خدای خودتقرب نمی جوید. bible_en_fa The sun and moon stood still in their habitation: at the light of thine arrows they went, and at the shining of thy glittering spear. سرورانش در اندرونش شیران غران و داورانش گرگان شب که چیزی تاصبح باقی نمی گذارند. bible_en_fa Thou didst march through the land in indignation, thou didst thresh the heathen in anger. انبیایش مغرور وخیانتکارند. کاهنانش قدس را نجس می‌سازند وبه شریعت مخالفت می‌ورزیدند. bible_en_fa Thou wentest forth for the salvation of thy people, even for salvation with thine anointed; thou woundedst the head out of the house of the wicked, by discovering the foundation unto the neck. Selah. خداوند دراندرونش عادل است و بی‌انصافی نمی نماید. هربامداد حکم خود را روشن می‌سازد و کوتاهی نمی کند، اما مرد ظالم حیا را نمی داند. bible_en_fa Thou didst strike through with his staves the head of his villages: they came out as a whirlwind to scatter me: their rejoicing was as to devour the poor secretly. امت‌ها رامنقطع ساخته‌ام که برجهای ایشان خراب شده است و کوچه های ایشان را چنان ویران کرده‌ام که عبور کننده‌ای نباشد. شهرهای ایشان چنان منهدم گردیده است که نه انسانی و نه ساکنی باقی‌مانده است. bible_en_fa Thou didst walk through the sea with thine horses, through the heap of great waters. و گفتم: کاش که از من می‌ترسیدی وتادیب را می‌پذیرفتی. تا آنکه مسکن او معدوم نمی شد، موافق هر‌آنچه بر او تعیین نموده بودم. لکن ایشان صبح زود برخاسته، اعمال خود رافاسد گردانیدند. bible_en_fa When I heard, my belly trembled; my lips quivered at the voice: rottenness entered into my bones, and I trembled in myself, that I might rest in the day of trouble: when he cometh up unto the people, he will invade them with his troops. بنابراین خداوند می‌گوید: برای من منتظرباشید تا روزی که به جهت غارت برخیزم زیرا که قصد من این است که امت‌ها را جمع نمایم وممالک را فراهم آورم تا غضب خود و تمامی حدت خشم خویش را بر ایشان بریزم زیرا که تمامی جهان به آتش غیرت من سوخته خواهدشد. bible_en_fa Although the fig tree shall not blossom, neither shall fruit be in the vines; the labour of the olive shall fail, and the fields shall yield no meat; the flock shall be cut off from the fold, and there shall be no herd in the stalls: زیرا که در آن زمان، زبان پاک به امت‌ها بازخواهم داد تا جمیع ایشان اسم یهوه را بخوانند وبه یک دل او را عبادت نمایند. bible_en_fa Yet I will rejoice in the LORD, I will joy in the God of my salvation. از ماورای نهرهای حبش پرستندگانم یعنی دخترپراکندگانم هدیه‌ای برای من خواهند‌آورد. bible_en_fa The LORD God is my strength, and he will make my feet like hinds' feet, and he will make me to walk upon mine high places. To the chief singer on my stringed instruments. درآن روز از همه اعمالت که به من عصیان ورزیده‌ای خجل نخواهی شد زیرا که در آن زمان آنانی را که از تکبر تو مسرورند، از میانت دورخواهم کرد و بار دیگر در کوه مقدس من تکبرنخواهی نمود. bible_en_fa The word of the LORD which came unto Zephaniah the son of Cushi, the son of Gedaliah, the son of Amariah, the son of Hizkiah, in the days of Josiah the son of Amon, king of Judah. اما در میان تو قومی ذلیل ومسکین باقی خواهم گذاشت و ایشان بر اسم خداوند توکل خواهند نمود. bible_en_fa I will utterly consume all things from off the land, saith the LORD. و بقیه اسرائیل بی‌انصافی نخواهند نمود و دروغ نخواهند گفت ودر دهان ایشان زبان فریبنده یافت نخواهد شدزیرا که ایشان چرا کرده، به آرامی خواهندخوابید و ترساننده‌ای نخواهد بود. bible_en_fa I will consume man and beast; I will consume the fowls of the heaven, and the fishes of the sea, and the stumblingblocks with the wicked; and I will cut off man from off the land, saith the LORD. ‌ای دختر صهیون ترنم نما! ای اسرائیل آواز شادمانی بده! ای دختر اورشلیم به تمامی دل‌شادمان شو و وجد نما! bible_en_fa I will also stretch out mine hand upon Judah, and upon all the inhabitants of Jerusalem; and I will cut off the remnant of Baal from this place, and the name of the Chemarims with the priests; خداوند عقوبت های تو را برداشته و دشمنانت را دور کرده است. یهوه پادشاه اسرائیل در میان تو است پس بار دیگر بلا را نخواهی دید. bible_en_fa And them that worship the host of heaven upon the housetops; and them that worship and that swear by the LORD, and that swear by Malcham; در آن روز به اورشلیم گفته خواهد شد که مترس! ای صهیون دستهای توسست نشود! bible_en_fa And them that are turned back from the LORD; and those that have not sought the LORD, nor inquired for him. یهوه خدایت در میان تو قدیراست و نجات خواهد داد. او بر تو شادی بسیارخواهد نمود و در محبت خود آرامی خواهدیافت و با سرودها بر تو شادی خواهد نمود. bible_en_fa Hold thy peace at the presence of the Lord GOD: for the day of the LORD is at hand: for the LORD hath prepared a sacrifice, he hath bid his guests. آنانی را که به جهت عیدها محزون می‌باشند واز آن تو هستند جمع خواهم نمود که عار برایشان بار سنگین می‌بود.اینک در آن زمان بر همه آنانی که بر تو ظلم می‌کردند، مکافات خواهم رسانید و لنگان را خواهم رهانید و رانده شدگان را جمع خواهم کرد و آنانی را که عارایشان در تمامی زمین می‌بود محل تسبیح و اسم خواهم گردانید. bible_en_fa And it shall come to pass in the day of the LORD's sacrifice, that I will punish the princes, and the king's children, and all such as are clothed with strange apparel. اینک در آن زمان بر همه آنانی که بر تو ظلم می‌کردند، مکافات خواهم رسانید و لنگان را خواهم رهانید و رانده شدگان را جمع خواهم کرد و آنانی را که عارایشان در تمامی زمین می‌بود محل تسبیح و اسم خواهم گردانید. bible_en_fa In the same day also will I punish all those that leap on the threshold, which fill their masters' houses with violence and deceit. در روز اول ماه ششم از سال دوم داریوش پادشاه، کلام خداوند به واسطه حجی نبی وبه زربابل بن شالتیئیل والی یهودا و به یهوشع بن یهوصادق رئیس کهنه رسیده، گفت: bible_en_fa And it shall come to pass in that day, saith the LORD, that there shall be the noise of a cry from the fish gate, and an howling from the second, and a great crashing from the hills. یهوه صبایوت تکلم نموده، چنین می‌فرماید: این قوم می‌گویند وقت آمدن ما یعنی وقت بنا نمودن خانه خداوند نرسیده است. bible_en_fa Howl, ye inhabitants of Maktesh, for all the merchant people are cut down; all they that bear silver are cut off. پس کلام خداوند به واسطه حجی نبی نازل شده، گفت: bible_en_fa And it shall come to pass at that time, that I will search Jerusalem with candles, and punish the men that are settled on their lees: that say in their heart, The LORD will not do good, neither will he do evil. آیا وقت شماست که شما در خانه های مسقف خود ساکن شوید و این خانه خراب بماند؟ bible_en_fa Therefore their goods shall become a booty, and their houses a desolation: they shall also build houses, but not inhabit them; and they shall plant vineyards, but not drink the wine thereof. پس حال یهوه صبایوت چنین می‌گوید دل خود را به راههای خویش مشغول سازید. bible_en_fa The great day of the LORD is near, it is near, and hasteth greatly, even the voice of the day of the LORD: the mighty man shall cry there bitterly. بسیار کاشته‌اید و اندک حاصل می‌کنید. می‌خورید اما سیر نمی شوید ومی نوشید لیکن سیراب نمی گردید. (رخت )می پوشید اما گرم نمی شوید و آنکه مزد می‌گیرد، مزد خویش را در کیسه سوراخ دار می‌گذارد. bible_en_fa That day is a day of wrath, a day of trouble and distress, a day of wasteness and desolation, a day of darkness and gloominess, a day of clouds and thick darkness, پس یهوه صبایوت چنین می‌گوید: دل خود را به راههای خود مشغول سازید. bible_en_fa A day of the trumpet and alarm against the fenced cities, and against the high towers. به کوه برآمده وچوب آورده، خانه را بنا نمایید و خداوندمی گوید: از آن راضی شده، جلال خواهم یافت. bible_en_fa And I will bring distress upon men, that they shall walk like blind men, because they have sinned against the LORD: and their blood shall be poured out as dust, and their flesh as the dung. منتظر بسیار بودید و اینک کم شد و چون آن رابه خانه آوردید من بر آن دمیدم. یهوه صبایوت می‌پرسد که سبب این چیست؟ سبب این است که خانه من خراب می‌ماند و هرکدام از شما به خانه خویش می‌شتابید. bible_en_fa Neither their silver nor their gold shall be able to deliver them in the day of the LORD's wrath; but the whole land shall be devoured by the fire of his jealousy: for he shall make even a speedy riddance of all them that dwell in the land. از این سبب، آسمانها بخاطر شما از شبنم باز داشته می‌شود و زمین ازمحصولش بازداشته می‌گردد. bible_en_fa Gather yourselves together, yea, gather together, O nation not desired; و من بر زمین وبر کوهها و بر غله و عصیر انگور و روغن زیتون وبر هر‌آنچه زمین می‌رویاند و بر انسان و بهایم وتمامی مشقت های دستها خشکسالی را خواندم.» bible_en_fa Before the decree bring forth, before the day pass as the chaff, before the fierce anger of the LORD come upon you, before the day of the LORD's anger come upon you. آنگاه زربابل بن شالتیئیل و یهوشع بن یهوصادق رئیس کهنه و تمامی بقیه قوم به قول یهوه خدای خود و به کلام حجی نبی چنانکه یهوه خدای ایشان او را فرستاده بود گوش دادند، و قوم از خداوند ترسیدند. bible_en_fa Seek ye the LORD, all ye meek of the earth, which have wrought his judgment; seek righteousness, seek meekness: it may be ye shall be hid in the day of the LORD's anger. و حجی، رسول خداوند، پیغام خداوند را برای قوم بیان کرده، گفت: خداوند می‌گوید که من با شما هستم. bible_en_fa For Gaza shall be forsaken, and Ashkelon a desolation: they shall drive out Ashdod at the noon day, and Ekron shall be rooted up. وخداوند روح زربابل بن شالتیئیل والی یهودا وروح یهوشع بن یهوصادق، رئیس کهنه، و روح تمامی بقیه قوم را برانگیزانید تا بروند و در خانه یهوه صبایوت خدای خود به‌کار پردازند.درروز بیست و چهارم ماه ششم از سال دوم داریوش پادشاه، این واقع شد. bible_en_fa Woe unto the inhabitants of the sea coast, the nation of the Cherethites! the word of the LORD is against you; O Canaan, the land of the Philistines, I will even destroy thee, that there shall be no inhabitant. درروز بیست و چهارم ماه ششم از سال دوم داریوش پادشاه، این واقع شد. bible_en_fa And the sea coast shall be dwellings and cottages for shepherds, and folds for flocks. در روز بیست و یکم ماه هفتم، کلام خداوند بواسطه حجی نبی نازل شده، گفت: bible_en_fa And the coast shall be for the remnant of the house of Judah; they shall feed thereupon: in the houses of Ashkelon shall they lie down in the evening: for the LORD their God shall visit them, and turn away their captivity. زربابل بن شالتیئیل والی یهودا و یهوشع بن یهوصادق رئیس کهنه، و بقیه قوم را خطاب کرده، بگو: bible_en_fa I have heard the reproach of Moab, and the revilings of the children of Ammon, whereby they have reproached my people, and magnified themselves against their border. کیست در میان شما که باقی‌مانده واین خانه را در جلال نخستینش دیده باشد؟ پس الان در نظر شما چگونه می‌نماید؟ آیا در نظر شماناچیز نمی نماید؟ bible_en_fa Therefore as I live, saith the LORD of hosts, the God of Israel, Surely Moab shall be as Sodom, and the children of Ammon as Gomorrah, even the breeding of nettles, and saltpits, and a perpetual desolation: the residue of my people shall spoil them, and the remnant of my people shall possess them. اما الان خداوند می‌گوید: ای زربابل قوی‌دل باش و‌ای یهوشع بن یهوصادق رئیس کهنه قوی‌دل باش و‌ای تمامی قوم زمین قوی‌دل باشید و خداوند می‌فرماید که مشغول بشوید زیرا که من با شما هستم. قول یهوه صبایوت این است. bible_en_fa This shall they have for their pride, because they have reproached and magnified themselves against the people of the LORD of hosts. برحسب کلام آن عهدی که در حین بیرون آوردن شما از مصر با شما بستم وچونکه روح من در میان شما قایم می‌باشد، ترسان مباشید. bible_en_fa The LORD will be terrible unto them: for he will famish all the gods of the earth; and men shall worship him, every one from his place, even all the isles of the heathen. زیرا که یهوه صبایوت چنین می‌گوید: یک دفعه دیگر و آن نیز بعد از اندک زمانی، آسمانها و زمین و دریا و خشکی را متزلزل خواهم ساخت. bible_en_fa Ye Ethiopians also, ye shall be slain by my sword. و تمامی امت‌ها را متزلزل خواهم ساخت و فضیلت جمیع امت‌ها خواهندآمد و یهوه صبایوت می‌گوید که این خانه را ازجلال پر خواهم ساخت. bible_en_fa And he will stretch out his hand against the north, and destroy Assyria; and will make Nineveh a desolation, and dry like a wilderness. یهوه صبایوت می‌گوید: نقره از آن من و طلا از آن من است. bible_en_fa And flocks shall lie down in the midst of her, all the beasts of the nations: both the cormorant and the bittern shall lodge in the upper lintels of it; their voice shall sing in the windows; desolation shall be in the thresholds: for he shall uncover the cedar work. یهوه صبایوت می‌گوید: جلال آخر این خانه ازجلال نخستینش عظیم تر خواهد بود و در این مکان، سلامتی را خواهم بخشید. قول یهوه صبایوت این است. bible_en_fa This is the rejoicing city that dwelt carelessly, that said in her heart, I am, and there is none beside me: how is she become a desolation, a place for beasts to lie down in! every one that passeth by her shall hiss, and wag his hand. در روز بیست و چهارم ماه نهم از سال دوم داریوش، کلام خداوند بواسطه حجی نبی نازل شده، گفت: bible_en_fa Woe to her that is filthy and polluted, to the oppressing city! یهوه صبایوت چنین می‌گوید: ازکاهنان درباره شریعت سوال کن و بپرس. bible_en_fa She obeyed not the voice; she received not correction; she trusted not in the LORD; she drew not near to her God. اگرکسی گوشت مقدس را در دامن جامه خود برداردو دامنش به نان یا آش یا شراب یا روغن یا به هرقسم خوراک دیگر برخورد، آیا آن مقدس خواهد شد؟ و کاهنان جواب دادند که نی. bible_en_fa Her princes within her are roaring lions; her judges are evening wolves; they gnaw not the bones till the morrow. پس حجی پرسید: اگر کسی‌که از میتی نجس شده باشد یکی از اینها را لمس نماید آیا آن نجس خواهد شد؟ و کاهنان در جواب گفتند که نجس خواهد شد. bible_en_fa Her prophets are light and treacherous persons: her priests have polluted the sanctuary, they have done violence to the law. پس حجی تکلم نموده، گفت: خداوند می‌فرماید این قوم همچنین هستند و این امت به نظر من همچنین می‌باشند و همه اعمال دستهای ایشان چنین است و هر هدیه‌ای که درآنجا می‌برند نجس می‌باشد. bible_en_fa The just LORD is in the midst thereof; he will not do iniquity: every morning doth he bring his judgment to light, he faileth not; but the unjust knoweth no shame. و الان دل خود رامشغول سازید از این‌روز و قبل از این، پیش ازآنکه سنگی برسنگی در هیکل خداوند گذاشته شود. bible_en_fa I have cut off the nations: their towers are desolate; I made their streets waste, that none passeth by: their cities are destroyed, so that there is no man, that there is none inhabitant. در تمامی این ایام چون کسی به توده بیست (من ) می‌آمد فقط ده (من ) بود و چون کسی به میخانه می‌آمد تا پنجاه رطل از آن بکشد، فقطبیست رطل بود. bible_en_fa I said, Surely thou wilt fear me, thou wilt receive instruction; so their dwelling should not be cut off, howsoever I punished them: but they rose early, and corrupted all their doings. و شما را و تمامی اعمال دستهای شما را به باد سموم و یرقان و تگرگ زدم. لیکن خداوند می‌گوید بسوی من بازگشت ننمودید. bible_en_fa Therefore wait ye upon me, saith the LORD, until the day that I rise up to the prey: for my determination is to gather the nations, that I may assemble the kingdoms, to pour upon them mine indignation, even all my fierce anger: for all the earth shall be devoured with the fire of my jealousy. الان دل خود را مشغول سازید از این‌روز به بعد، یعنی از روز بیست و چهارم ماه نهم، از روزی که بنیاد هیکل خداوند نهاده شد، دل خود را مشغول سازید. bible_en_fa For then will I turn to the people a pure language, that they may all call upon the name of the LORD, to serve him with one consent. آیا تخم هنوز در انباراست و مو و انجیر و انار و درخت زیتون هنوزمیوه خود را نیاورده‌اند؟ از این‌روز برکت خواهم داد. bible_en_fa From beyond the rivers of Ethiopia my suppliants, even the daughter of my dispersed, shall bring mine offering. و کلام خداوند بار دوم در بیست و چهارم ماه بر حجی نازل شده، گفت: bible_en_fa In that day shalt thou not be ashamed for all thy doings, wherein thou hast transgressed against me: for then I will take away out of the midst of thee them that rejoice in thy pride, and thou shalt no more be haughty because of my holy mountain. زربابل والی یهودا را خطاب کرده، بگو: من آسمانها و زمین رامتزلزل خواهم ساخت.و کرسی ممالک را واژگون خواهم نمود و قوت ممالک امت‌ها راهلاک خواهم ساخت و ارابه‌ها و سواران آنها راسرنگون خواهم کرد و اسبها و سواران آنها به شمشیر یکدیگر خواهند افتاد. bible_en_fa I will also leave in the midst of thee an afflicted and poor people, and they shall trust in the name of the LORD. و کرسی ممالک را واژگون خواهم نمود و قوت ممالک امت‌ها راهلاک خواهم ساخت و ارابه‌ها و سواران آنها راسرنگون خواهم کرد و اسبها و سواران آنها به شمشیر یکدیگر خواهند افتاد. bible_en_fa The remnant of Israel shall not do iniquity, nor speak lies; neither shall a deceitful tongue be found in their mouth: for they shall feed and lie down, and none shall make them afraid. در ماه هشتم از سال دوم داریوش، کلام خداوند بر زکریا ابن برکیا ابن عدوی نبی نازل شده، گفت: bible_en_fa Sing, O daughter of Zion; shout, O Israel; be glad and rejoice with all the heart, O daughter of Jerusalem. «خداوند بر پدران شما بسیارغضبناک بود. bible_en_fa The LORD hath taken away thy judgments, he hath cast out thine enemy: the king of Israel, even the LORD, is in the midst of thee: thou shalt not see evil any more. پس به ایشان بگو: یهوه صبایوت چنین می‌گوید بسوی من بازگشت کنید. قول یهوه صبایوت این است. و یهوه صبایوت می‌گوید: من به سوی شما رجوع خواهم نمود. bible_en_fa In that day it shall be said to Jerusalem, Fear thou not: and to Zion, Let not thine hands be slack. شما مثل پدران خود مباشید که انبیا سلف ایشان را نداکرده، گفتند یهوه صبایوت چنین می‌گوید ازراههای زشت خود و از اعمال بد خویش بازگشت نمایید، اما خداوند می‌گوید که ایشان نشنیدند و به من گوش ندادند. bible_en_fa The LORD thy God in the midst of thee is mighty; he will save, he will rejoice over thee with joy; he will rest in his love, he will joy over thee with singing. پدران شما کجاهستند و آیا انبیا همیشه زنده می‌مانند؟ bible_en_fa I will gather them that are sorrowful for the solemn assembly, who are of thee, to whom the reproach of it was a burden. لیکن کلام و فرایض من که به بندگان خود انبیاامرفرموده بودم، آیا پدران شما را در نگرفت؟ وچون ایشان بازگشت نمودند، گفتند چنانکه یهوه صبایوت قصد نمود که موافق راهها و اعمال ما به ما عمل نماید همچنان به ما عمل نموده است.» bible_en_fa Behold, at that time I will undo all that afflict thee: and I will save her that halteth, and gather her that was driven out; and I will get them praise and fame in every land where they have been put to shame. در روز بیست و چهارم ماه یازدهم که ماه شباط باشد، از سال دوم داریوش، کلام خداوندبر زکریا ابن برکیا ابن عدوی نبی نازل شده، گفت: bible_en_fa At that time will I bring you again, even in the time that I gather you: for I will make you a name and a praise among all people of the earth, when I turn back your captivity before your eyes, saith the LORD. در وقت شب دیدم که اینک مردی بر اسب سرخ سوار بود و در میان درختان آس که در وادی بود ایستاده و در عقب او اسبان سرخ و زرد و سفیدبود. bible_en_fa In the second year of Darius the king, in the sixth month, in the first day of the month, came the word of the LORD by Haggai the prophet unto Zerubbabel the son of Shealtiel, governor of Judah, and to Joshua the son of Josedech, the high priest, saying, و گفتم: «ای آقایم اینها چیستند؟» وفرشته‌ای که با من تکلم می‌نمود، مرا گفت: «من تورا نشان می‌دهم که اینها چیستند.» bible_en_fa Thus speaketh the LORD of hosts, saying, This people say, The time is not come, the time that the LORD's house should be built. پس آن مرد که در میان درختان آس ایستاده بود، جواب داد و گفت: «اینها کسانی می‌باشند که خداوند ایشان را برای تردد نمودن در جهان فرستاده است.» bible_en_fa Then came the word of the LORD by Haggai the prophet, saying, و ایشان به فرشته خداوند که در میان درختان آس ایستاده بودجواب داده، گفتند: «ما در جهان تردد نموده‌ایم واینک تمامی جهان مستریح و آرام است.» bible_en_fa Is it time for you, O ye, to dwell in your cieled houses, and this house lie waste? وفرشته خداوند جواب داده، گفت: «ای یهوه صبایوت تا به کی بر اورشلیم و شهرهای یهودا که در این هفتاد سال غضبناک می‌بودی رحمت نخواهی نمود؟» bible_en_fa Now therefore thus saith the LORD of hosts; Consider your ways. و خداوند با سخنان نیکو وکلام تسلی آمیز آن فرشته‌ای را که با من تکلم می‌نمود جواب داد. bible_en_fa Ye have sown much, and bring in little; ye eat, but ye have not enough; ye drink, but ye are not filled with drink; ye clothe you, but there is none warm; and he that earneth wages earneth wages to put it into a bag with holes. پس فرشته‌ای که با من تکلم می‌نمود مراگفت: «ندا کرده بگو یهوه صبایوت چنین می‌گوید: در باره اورشلیم و صهیون غیرت عظیمی داشتم. bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts; Consider your ways. و برامت های مطمئن سخت غضبناک شدم زیرا که اندک غضبناک می‌بودم لیکن ایشان بلا را زیاده کردند. bible_en_fa Go up to the mountain, and bring wood, and build the house; and I will take pleasure in it, and I will be glorified, saith the LORD. بنابراین خداوندچنین می‌گوید: به اورشلیم با رحمت‌ها رجوع خواهم نمود و خانه من در آن بنا خواهد شد. قول یهوه صبایوت این است و ریسمانکاری بر اورشلیم کشیده خواهد شد. bible_en_fa Ye looked for much, and, lo, it came to little; and when ye brought it home, I did blow upon it. Why? saith the LORD of hosts. Because of mine house that is waste, and ye run every man unto his own house. بار دیگر نداکرده، بگو که یهوه صبایوت چنین می‌گوید: شهرهای من بار دیگر به سعادتمندی لبریزخواهد شد و خداوند صهیون را باز تسلی خواهد داد و اورشلیم را بار دیگر خواهدبرگزید.» bible_en_fa Therefore the heaven over you is stayed from dew, and the earth is stayed from her fruit. پس چشمان خود را برافراشته، نگریستم واینک چهار شاخ بود. bible_en_fa And I called for a drought upon the land, and upon the mountains, and upon the corn, and upon the new wine, and upon the oil, and upon that which the ground bringeth forth, and upon men, and upon cattle, and upon all the labour of the hands. و به فرشته‌ای که با من تکلم می‌نمود گفتم: «اینها چیستند؟» او مرا گفت: «اینها شاخها می‌باشند که یهودا و اسرائیل واورشلیم را پراکنده ساخته‌اند.» bible_en_fa Then Zerubbabel the son of Shealtiel, and Joshua the son of Josedech, the high priest, with all the remnant of the people, obeyed the voice of the LORD their God, and the words of Haggai the prophet, as the LORD their God had sent him, and the people did fear before the LORD. و خداوندچهار آهنگر به من نشان داد.و گفتم: «اینان برای چه‌کار می‌آیند؟» او در جواب گفت: «آنهاشاخها می‌باشند که یهودا را چنان پراکنده نموده‌اند که احدی سر خود را بلند نمی تواند کردو اینها می‌آیند تا آنها را بترسانند و شاخهای امت هایی را که شاخ خود را بر زمین یهودابرافراشته، آن را پراکنده ساخته‌اند بیرون افکنند.» bible_en_fa Then spake Haggai the LORD's messenger in the LORD's message unto the people, saying, I am with you, saith the LORD. و گفتم: «اینان برای چه‌کار می‌آیند؟» او در جواب گفت: «آنهاشاخها می‌باشند که یهودا را چنان پراکنده نموده‌اند که احدی سر خود را بلند نمی تواند کردو اینها می‌آیند تا آنها را بترسانند و شاخهای امت هایی را که شاخ خود را بر زمین یهودابرافراشته، آن را پراکنده ساخته‌اند بیرون افکنند.» bible_en_fa And the LORD stirred up the spirit of Zerubbabel the son of Shealtiel, governor of Judah, and the spirit of Joshua the son of Josedech, the high priest, and the spirit of all the remnant of the people; and they came and did work in the house of the LORD of hosts, their God, و چشمان خود را برافراشته، نگریستم ومردی که ریسمانکاری به‌دست خودداشت دیدم. bible_en_fa In the four and twentieth day of the sixth month, in the second year of Darius the king. و گفتم که «کجا می‌روی؟» او مراگفت: «به جهت پیمودن اورشلیم تا ببینم عرضش چه و طولش چه می‌باشد.» bible_en_fa In the seventh month, in the one and twentieth day of the month, came the word of the LORD by the prophet Haggai, saying, و اینک فرشته‌ای که با من تکلم می‌نمودبیرون رفت و فرشته دیگر برای ملاقات وی بیرون آمده، bible_en_fa Speak now to Zerubbabel the son of Shealtiel, governor of Judah, and to Joshua the son of Josedech, the high priest, and to the residue of the people, saying, وی را گفت: «بشتاب و این جوان راخطاب کرده، بگو: اورشلیم به‌سبب کثرت مردمان و بهایمی که در اندرونش خواهند بود، مثل دهات بی‌حصار مسکون خواهد شد. bible_en_fa Who is left among you that saw this house in her first glory? and how do ye see it now? is it not in your eyes in comparison of it as nothing? وخداوند می‌گوید که من به اطرافش دیواری آتشین خواهم بود و در اندرونش جلال خواهم بود. bible_en_fa Yet now be strong, O Zerubbabel, saith the LORD; and be strong, O Joshua, son of Josedech, the high priest; and be strong, all ye people of the land, saith the LORD, and work: for I am with you, saith the LORD of hosts: هان هان خداوند می‌گوید از زمین شمال بگریزید زیرا که شما را مثل چهار باد آسمان پراکنده ساخته‌ام. قول خداوند این است. bible_en_fa According to the word that I covenanted with you when ye came out of Egypt, so my spirit remaineth among you: fear ye not. هان‌ای صهیون که با دختر بابل ساکن هستی، خویشتن را رستگار ساز. bible_en_fa For thus saith the LORD of hosts; Yet once, it is a little while, and I will shake the heavens, and the earth, and the sea, and the dry land; زیرا یهوه صبایوت که مرا بعد ازجلال نزد امت هایی که شما را غارت کردندفرستاده است، چنین می‌گوید که هر‌که شما رالمس نماید مردمک چشم او را لمس نموده است. bible_en_fa And I will shake all nations, and the desire of all nations shall come: and I will fill this house with glory, saith the LORD of hosts. «زیرا اینک من دست خود را بر ایشان خواهم افشاند و ایشان غارت بندگان خودشان خواهند شد و شما خواهید دانست که یهوه صبایوت مرا فرستاده است. bible_en_fa The silver is mine, and the gold is mine, saith the LORD of hosts. ‌ای دختر صهیون ترنم نما و شادی کن زیرا خداوند می‌گوید که اینک می‌آیم و در میان تو ساکن خواهم شد. bible_en_fa The glory of this latter house shall be greater than of the former, saith the LORD of hosts: and in this place will I give peace, saith the LORD of hosts. ودر آن روز امت های بسیار به خداوند ملصق شده، قوم من خواهند شد و من در میان تو سکنی خواهم گرفت و خواهی دانست که یهوه صبایوت مرا نزد تو فرستاده است. bible_en_fa In the four and twentieth day of the ninth month, in the second year of Darius, came the word of the LORD by Haggai the prophet, saying, و خداوند یهودا را درزمین مقدس برای ملک خود به تصرف خواهدآورد و اورشلیم را بار دیگر خواهد برگزید.‌ای تمامی بشر به حضور خداوند خاموش باشید زیرا که او از مسکن مقدس خود برخاسته است.» bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts; Ask now the priests concerning the law, saying, ‌ای تمامی بشر به حضور خداوند خاموش باشید زیرا که او از مسکن مقدس خود برخاسته است.» bible_en_fa If one bear holy flesh in the skirt of his garment, and with his skirt do touch bread, or pottage, or wine, or oil, or any meat, shall it be holy? And the priests answered and said, No. و یهوشع رئیس کهنه را به من نشان داد که به حضور فرشته خداوند ایستاده بود و شیطان به‌دست راست وی ایستاده، تا با اومخاصمه نماید. bible_en_fa Then said Haggai, If one that is unclean by a dead body touch any of these, shall it be unclean? And the priests answered and said, It shall be unclean. و خداوند به شیطان گفت: «ای شیطان خداوند تو را نهیب نماید! خداوند که اورشلیم را برگزیده است تو را نهیب نماید. آیااین نیم سوزی نیست که از میان آتش ربوده شده است؟» bible_en_fa Then answered Haggai, and said, So is this people, and so is this nation before me, saith the LORD; and so is every work of their hands; and that which they offer there is unclean. و یهوشع به لباس پلید ملبس بود و به حضور فرشته ایستاده بود. bible_en_fa And now, I pray you, consider from this day and upward, from before a stone was laid upon a stone in the temple of the LORD: و آنانی را که به حضور وی ایستاده بودند خطاب کرده، گفت: «لباس پلید را از برش بیرون کنید.» و او را گفت: «ببین عصیانت را از تو بیرون کردم و لباس فاخر به تو پوشانیدم.» bible_en_fa Since those days were, when one came to an heap of twenty measures, there were but ten: when one came to the pressfat for to draw out fifty vessels out of the press, there were but twenty. و من گفتم که عمامه طاهر برسرش بگذارند. پس عمامه طاهر بر سرش گذاردند و او را به لباس پوشانیدند و فرشته خداوند ایستاده بود. bible_en_fa I smote you with blasting and with mildew and with hail in all the labours of your hands; yet ye turned not to me, saith the LORD. و فرشته خداوند یهوشع را اعلام نموده، گفت: bible_en_fa Consider now from this day and upward, from the four and twentieth day of the ninth month, even from the day that the foundation of the LORD's temple was laid, consider it. «یهوه صبایوت چنین می‌فرماید: اگر به طریق های من سلوک نمایی و ودیعت مرا نگاه داری تو نیز خانه مرا داوری خواهی نمود وصحن های مرا محافظت خواهی کرد و تو را درمیان آنانی که نزد من می‌ایستند بار خواهم داد. bible_en_fa Is the seed yet in the barn? yea, as yet the vine, and the fig tree, and the pomegranate, and the olive tree, hath not brought forth: from this day will I bless you. پس‌ای یهوشع رئیس کهنه بشنو تو و رفقایت که به حضور تو می‌نشینند، زیرا که ایشان مردان علامت هستند. (بشنوید) زیرا که اینک من بنده خود شاخه را خواهم آورد. bible_en_fa And again the word of the LORD came unto Haggai in the four and twentieth day of the month, saying, و همانا آن سنگی که به حضور یهوشع می‌گذارم، بر یک سنگ هفت چشم می‌باشد. اینک یهوه صبایوت می‌گوید که من نقش آن را رقم خواهم کرد و عصیان این زمین را در یک روز رفع خواهم نمود.و یهوه صبایوت می‌گوید که هر کدام از شما همسایه خود را زیر مو و زیر انجیر خویش دعوت خواهید نمود.» bible_en_fa Speak to Zerubbabel, governor of Judah, saying, I will shake the heavens and the earth; و یهوه صبایوت می‌گوید که هر کدام از شما همسایه خود را زیر مو و زیر انجیر خویش دعوت خواهید نمود.» bible_en_fa And I will overthrow the throne of kingdoms, and I will destroy the strength of the kingdoms of the heathen; and I will overthrow the chariots, and those that ride in them; and the horses and their riders shall come down, every one by the sword of his brother. و فرشته‌ای که با من تکلم می‌نمود، برگشته، مرا مثل شخصی که از خواب بیدار شودبیدار کرد، bible_en_fa In that day, saith the LORD of hosts, will I take thee, O Zerubbabel, my servant, the son of Shealtiel, saith the LORD, and will make thee as a signet: for I have chosen thee, saith the LORD of hosts. و به من گفت: «چه چیز می‌بینی؟» گفتم: «نظر کردم و اینک شمعدانی که تمامش طلاست و روغندانش بر سرش و هفت چراغش بر آن است و هر چراغ که بر سرش می‌باشد هفت لوله دارد. bible_en_fa In the eighth month, in the second year of Darius, came the word of the LORD unto Zechariah, the son of Berechiah, the son of Iddo the prophet, saying, و به پهلوی آن دو درخت زیتون که یکی بطرف راست روغندان و دیگری بطرف چپش می‌باشد.» bible_en_fa The LORD hath been sore displeased with your fathers. و من توجه نموده، فرشته‌ای را که با من تکلم می‌نمود خطاب کرده، گفتم: «ای آقایم اینها چه می‌باشد؟» bible_en_fa Therefore say thou unto them, Thus saith the LORD of hosts; Turn ye unto me, saith the LORD of hosts, and I will turn unto you, saith the LORD of hosts. و فرشته‌ای که با من تکلم می‌نمودمرا جواب داد و گفت: «آیا نمی دانی که اینهاچیست؟» گفتم: «نه‌ای آقایم.» bible_en_fa Be ye not as your fathers, unto whom the former prophets have cried, saying, Thus saith the LORD of hosts; Turn ye now from your evil ways, and from your evil doings: but they did not hear, nor hearken unto me, saith the LORD. او در جواب من گفت: «این است کلامی که خداوند به زربابل می‌گوید: نه به قدرت و نه به قوت بلکه به روح من. قول یهوه صبایوت این است. bible_en_fa Your fathers, where are they? and the prophets, do they live for ever? ‌ای کوه بزرگ تو چیستی؟ در حضورزربابل به همواری مبدل خواهی شد و سنگ سرآن را بیرون خواهد آورد و صدا خواهند زد فیض فیض بر آن باشد.» bible_en_fa But my words and my statutes, which I commanded my servants the prophets, did they not take hold of your fathers? and they returned and said, Like as the LORD of hosts thought to do unto us, according to our ways, and according to our doings, so hath he dealt with us. و کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa Upon the four and twentieth day of the eleventh month, which is the month Sebat, in the second year of Darius, came the word of the LORD unto Zechariah, the son of Berechiah, the son of Iddo the prophet, saying, «دستهای زربابل این خانه را بنیاد نهاد و دستهای وی آن را تمام خواهد کرد و خواهی دانست که یهوه صبایوت مرا نزد شما فرستاده است. bible_en_fa I saw by night, and behold a man riding upon a red horse, and he stood among the myrtle trees that were in the bottom; and behind him were there red horses, speckled, and white. زیرا کیست که روز امور کوچک را خوار شمارد زیراکه این هفت مسرور خواهند شد حینی که شاغول را در دست زربابل می‌بینند. و اینها چشمان خداوند هستند که در تمامی جهان ترددمی نمایند.» bible_en_fa Then said I, O my lord, what are these? And the angel that talked with me said unto me, I will shew thee what these be. پس من او را خطاب کرده، گفتم: «این دودرخت زیتون که بطرف راست و بطرف چپ شمعدان هستند چه می‌باشند؟» bible_en_fa And the man that stood among the myrtle trees answered and said, These are they whom the LORD hath sent to walk to and fro through the earth. و بار دیگر او را خطاب کرده، گفتم که «این دو شاخه زیتون به پهلوی دو لوله زرینی که روغن طلا را از خود می‌ریزد چیستند؟» bible_en_fa And they answered the angel of the LORD that stood among the myrtle trees, and said, We have walked to and fro through the earth, and, behold, all the earth sitteth still, and is at rest. او مرا جواب داده، گفت: «آیا نمی دانی که اینها چیستند؟» گفتم: «نه‌ای آقایم.»گفت: «اینها پسران روغن زیت می‌باشند که نزد مالک تمامی جهان می‌ایستند.» bible_en_fa Then the angel of the LORD answered and said, O LORD of hosts, how long wilt thou not have mercy on Jerusalem and on the cities of Judah, against which thou hast had indignation these threescore and ten years? گفت: «اینها پسران روغن زیت می‌باشند که نزد مالک تمامی جهان می‌ایستند.» bible_en_fa And the LORD answered the angel that talked with me with good words and comfortable words. و باز چشمان خود را برافراشته، نگریستم و طوماری پران دیدم. bible_en_fa So the angel that communed with me said unto me, Cry thou, saying, Thus saith the LORD of hosts; I am jealous for Jerusalem and for Zion with a great jealousy. و او مرا گفت: «چه چیز می‌بینی؟» گفتم: «طوماری پران می‌بینم که طولش بیست ذراع و عرضش ده ذراع می‌باشد.» bible_en_fa And I am very sore displeased with the heathen that are at ease: for I was but a little displeased, and they helped forward the affliction. او مرا گفت: «این است آن لعنتی که بر روی تمامی جهان بیرون می‌رود زیرا که از این طرف هردزد موافق آن منقطع خواهد شد و از آن طرف هرکه سوگند خورد موافق آن منقطع خواهد گردید. bible_en_fa Therefore thus saith the LORD; I am returned to Jerusalem with mercies: my house shall be built in it, saith the LORD of hosts, and a line shall be stretched forth upon Jerusalem. یهوه صبایوت می‌گوید: من آن را بیرون خواهم فرستاد و به خانه دزد و به خانه هر‌که به اسم من قسم دروغ خورد داخل خواهد شد و در میان خانه‌اش نزیل شده، آن را با چوبهایش وسنگهایش منهدم خواهد ساخت.» bible_en_fa Cry yet, saying, Thus saith the LORD of hosts; My cities through prosperity shall yet be spread abroad; and the LORD shall yet comfort Zion, and shall yet choose Jerusalem. پس فرشته‌ای که با من تکلم می‌نمود بیرون آمده، مرا گفت: «چشمان خود را برافراشته ببین که اینکه بیرون می‌رود چیست؟» bible_en_fa Then lifted I up mine eyes, and saw, and behold four horns. گفتم: «این چیست؟» او جواب داد: «این است آن ایفایی که بیرون می‌رود و گفت نمایش ایشان در تمامی جهان این است.» bible_en_fa And I said unto the angel that talked with me, What be these? And he answered me, These are the horns which have scattered Judah, Israel, and Jerusalem. و اینک وزنه‌ای از سرب برداشته شد. و زنی در میان ایفا نشسته بود. bible_en_fa And the LORD shewed me four carpenters. و او گفت: «این شرارت است.» پس وی را در میان ایفا انداخت و آن سنگ سرب را بر دهنه‌اش نهاد. bible_en_fa Then said I, What come these to do? And he spake, saying, These are the horns which have scattered Judah, so that no man did lift up his head: but these are come to fray them, to cast out the horns of the Gentiles, which lifted up their horn over the land of Judah to scatter it. پس چشمان خود رابرافراشته، نگریستم و اینک دو زن بیرون آمدند وباد در بالهای ایشان بود و بالهای ایشان مثل بالهای لق لق بود و ایفا را به میان زمین و آسمان برداشتند. bible_en_fa I lifted up mine eyes again, and looked, and behold a man with a measuring line in his hand. پس به فرشته‌ای که با من تکلم می‌نمودگفتم: «اینها ایفا را کجا می‌برند؟»او مرا جواب داد: «تا خانه‌ای در زمین شنعار برای وی بنا نمایند و چون آن مهیا شودآنگاه او در آنجا بر پایه خود بر قرار خواهد شد.» bible_en_fa Then said I, Whither goest thou? And he said unto me, To measure Jerusalem, to see what is the breadth thereof, and what is the length thereof. او مرا جواب داد: «تا خانه‌ای در زمین شنعار برای وی بنا نمایند و چون آن مهیا شودآنگاه او در آنجا بر پایه خود بر قرار خواهد شد.» bible_en_fa And, behold, the angel that talked with me went forth, and another angel went out to meet him, و بار دیگر چشمان خود را برافراشته، نگریستم و اینک چهار ارابه از میان دو کوه بیرون می‌رفت و کوهها کوههای مسین بود. bible_en_fa And said unto him, Run, speak to this young man, saying, Jerusalem shall be inhabited as towns without walls for the multitude of men and cattle therein: درارابه اول اسبان سرخ و در ارابه دوم اسبان سیاه، bible_en_fa For I, saith the LORD, will be unto her a wall of fire round about, and will be the glory in the midst of her. و در ارابه سوم اسبان سفید و در ارابه چهارم اسبان ابلق قوی بود. bible_en_fa Ho, ho, come forth, and flee from the land of the north, saith the LORD: for I have spread you abroad as the four winds of the heaven, saith the LORD. و فرشته را که با من تکلم می‌نمود خطاب کرده، گفتم: «ای آقایم اینهاچیستند؟» bible_en_fa Deliver thyself, O Zion, that dwellest with the daughter of Babylon. فرشته در جواب من گفت: «اینها چهار روح افلاک می‌باشند که از ایستادن به حضور مالک تمامی جهان بیرون می‌روند. bible_en_fa For thus saith the LORD of hosts; After the glory hath he sent me unto the nations which spoiled you: for he that toucheth you toucheth the apple of his eye. اماآنکه اسبان سیاه را دارد، اینها بسوی زمین شمال بیرون می‌روند و اسبان سفید در عقب آنهابیرون می‌روند و ابلقها به زمین جنوب بیرون می‌روند.» bible_en_fa For, behold, I will shake mine hand upon them, and they shall be a spoil to their servants: and ye shall know that the LORD of hosts hath sent me. و آن اسبان قوی بیرون رفته، آرزو دارند که بروند و در جهان گردش نمایند؛ و او گفت: «بروید و در جهان گردش نمایید.» پس در جهان گردش کردند. bible_en_fa Sing and rejoice, O daughter of Zion: for, lo, I come, and I will dwell in the midst of thee, saith the LORD. و او به من ندا در‌داد و مرا خطاب کرده، گفت: «ببین آنهایی که به زمین شمال بیرون رفته‌اند، خشم مرا در زمین شمال فرو نشانیدند.» bible_en_fa And many nations shall be joined to the LORD in that day, and shall be my people: and I will dwell in the midst of thee, and thou shalt know that the LORD of hosts hath sent me unto thee. و کلام خداوند به من نازل شده، گفت: bible_en_fa And the LORD shall inherit Judah his portion in the holy land, and shall choose Jerusalem again. «ازاسیران یعنی از حلدای و طوبیا و یدعیا که از بابل آمده‌اند بگیر و در همان روز بیا و به خانه یوشیاابن صفیا داخل شو. bible_en_fa Be silent, O all flesh, before the LORD: for he is raised up out of his holy habitation. پس نقره و طلا بگیر وتاجی ساخته، آن را بر سر یهوشع بن یهوصادق رئیس کهنه بگذار. bible_en_fa And he shewed me Joshua the high priest standing before the angel of the LORD, and Satan standing at his right hand to resist him. و او را خطاب کرده، بگو: یهوه صبایوت چنین می‌فرماید و می‌گوید: اینک مردی که به شاخه مسمی است و از مکان خودخواهد رویید و هیکل خداوند را بنا خواهدنمود. bible_en_fa And the LORD said unto Satan, The LORD rebuke thee, O Satan; even the LORD that hath chosen Jerusalem rebuke thee: is not this a brand plucked out of the fire? پس او هیکل خداوند را بنا خواهد نمودو جلال را متحمل خواهد شد و بر کرسی اوجلوس نموده، حکمرانی خواهد کرد وبر کرسی او کاهن خواهد بود و مشورت سلامتی در میان هر دوی ایشان خواهد بود. bible_en_fa Now Joshua was clothed with filthy garments, and stood before the angel. و آن تاج برای حالم و طوبیا و یدعیا و حین بن صفنیا به جهت یادگاری در هیکل خداوند خواهد بود.وآنانی که دورند خواهند آمد و در هیکل خداوند بنا خواهند نمود و خواهید دانست که یهوه صبایوت مرا نزد شما فرستاده است و اگر قول یهوه خدای خویش را بکلی اطاعت نمایید این واقع خواهد شد.» bible_en_fa And he answered and spake unto those that stood before him, saying, Take away the filthy garments from him. And unto him he said, Behold, I have caused thine iniquity to pass from thee, and I will clothe thee with change of raiment. وآنانی که دورند خواهند آمد و در هیکل خداوند بنا خواهند نمود و خواهید دانست که یهوه صبایوت مرا نزد شما فرستاده است و اگر قول یهوه خدای خویش را بکلی اطاعت نمایید این واقع خواهد شد.» bible_en_fa And I said, Let them set a fair mitre upon his head. So they set a fair mitre upon his head, and clothed him with garments. And the angel of the LORD stood by. و در سال چهارم داریوش پادشاه واقع شدکه کلام خداوند در روز چهارم ماه نهم که ماه کسلو باشد بر زکریا نازل شد. bible_en_fa And the angel of the LORD protested unto Joshua, saying, و اهل بیت ئیل یعنی شراصر و رجم ملک و کسان ایشان فرستاده بودند تا از خداوند مسالت نمایند. bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts; If thou wilt walk in my ways, and if thou wilt keep my charge, then thou shalt also judge my house, and shalt also keep my courts, and I will give thee places to walk among these that stand by. و به کاهنانی که در خانه یهوه صبایوت بودند و به انبیا تکلم نموده، گفتند: «آیا در ماه پنجم می‌باید که من گریه کنم و زهد ورزم چنانکه در این سالها کردم؟» bible_en_fa Hear now, O Joshua the high priest, thou, and thy fellows that sit before thee: for they are men wondered at: for, behold, I will bring forth my servant the BRANCH. پس یهوه صبایوت به من نازل شده، گفت: bible_en_fa For behold the stone that I have laid before Joshua; upon one stone shall be seven eyes: behold, I will engrave the graving thereof, saith the LORD of hosts, and I will remove the iniquity of that land in one day. «تمامی قوم زمین و کاهنان را خطاب کرده، بگو: چون در این هفتاد سال در ماه پنجم و ماه هفتم روزه داشتید و نوحه گری نمودید، آیا برای من هرگز روزه می‌داشتید؟ bible_en_fa In that day, saith the LORD of hosts, shall ye call every man his neighbour under the vine and under the fig tree. و چون می‌خورید وچون می‌نوشید، آیا به جهت خود نمی خورید وبرای خود نمی نوشید؟ bible_en_fa And the angel that talked with me came again, and waked me, as a man that is wakened out of his sleep, آیا کلامی را که خداوندبه واسطه انبیای سلف ندا کرد، هنگامی که اورشلیم مسکون و امن می‌بود و شهرهای مجاورش و جنوب و هامون مسکون می‌بود(نمی دانید)؟» bible_en_fa And said unto me, What seest thou? And I said, I have looked, and behold a candlestick all of gold, with a bowl upon the top of it, and his seven lamps thereon, and seven pipes to the seven lamps, which are upon the top thereof: و کلام خداوند بر زکریا نازل شده، گفت: bible_en_fa And two olive trees by it, one upon the right side of the bowl, and the other upon the left side thereof. «یهوه صبایوت امر فرموده، چنین می‌گوید: براستی داوری نمایید و با یکدیگر احسان و لطف معمول دارید. bible_en_fa So I answered and spake to the angel that talked with me, saying, What are these, my lord? و بر بیوه‌زنان و یتیمان و غریبان و فقیران ظلم منمایید و در دلهای خود بر یکدیگر بدی میندیشید. bible_en_fa Then the angel that talked with me answered and said unto me, Knowest thou not what these be? And I said, No, my lord. اما ایشان از گوش گرفتن ابا نمودند و سرکشی کرده، گوشهای خودرا از شنیدن سنگین ساختند. bible_en_fa Then he answered and spake unto me, saying, This is the word of the LORD unto Zerubbabel, saying, Not by might, nor by power, but by my spirit, saith the LORD of hosts. بلکه دلهای خویش را (مثل ) الماس سخت نمودند تاشریعت و کلامی را که یهوه صبایوت به روح خود به واسطه انبیای سلف فرستاده بود نشنوند، بنابراین خشم عظیمی از جانب یهوه صبایوت صادر شد. bible_en_fa Who art thou, O great mountain? before Zerubbabel thou shalt become a plain: and he shall bring forth the headstone thereof with shoutings, crying, Grace, grace unto it. پس واقع خواهد شد چنانکه او نداکرد و ایشان نشنیدند، همچنان یهوه صبایوت می‌گوید ایشان فریاد خواهند برآورد و من نخواهم شنید.و ایشان را بر روی تمامی امت هایی که نشناخته بودند، به گردباد پراکنده خواهم ساخت و زمین در عقب ایشان چنان ویران خواهد شد که کسی در آن عبور و ترددنخواهد کرد پس زمین مرغوب را ویران ساخته‌اند.» bible_en_fa Moreover the word of the LORD came unto me, saying, و ایشان را بر روی تمامی امت هایی که نشناخته بودند، به گردباد پراکنده خواهم ساخت و زمین در عقب ایشان چنان ویران خواهد شد که کسی در آن عبور و ترددنخواهد کرد پس زمین مرغوب را ویران ساخته‌اند.» bible_en_fa The hands of Zerubbabel have laid the foundation of this house; his hands shall also finish it; and thou shalt know that the LORD of hosts hath sent me unto you. و کلام یهوه صبایوت بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa For who hath despised the day of small things? for they shall rejoice, and shall see the plummet in the hand of Zerubbabel with those seven; they are the eyes of the LORD, which run to and fro through the whole earth. «یهوه صبایوت چنین می‌فرماید: برای صهیون غیرت عظیمی دارم و با غضب سخت برایش غیور هستم. bible_en_fa Then answered I, and said unto him, What are these two olive trees upon the right side of the candlestick and upon the left side thereof? خداوند چنین می‌گوید: به صهیون مراجعت نموده‌ام و در میان اورشلیم ساکن خواهم شد و اورشلیم به شهر حق و کوه یهوه صبایوت به کوه مقدس مسمی خواهدشد. bible_en_fa And I answered again, and said unto him, What be these two olive branches which through the two golden pipes empty the golden oil out of themselves? یهوه صبایوت چنین می‌گوید: مردان پیر وزنان پیر باز در کوچه های اورشلیم خواهندنشست و هر یکی از ایشان به‌سبب زیادتی عمرعصای خود را در دست خود خواهد داشت. bible_en_fa And he answered me and said, Knowest thou not what these be? And I said, No, my lord. وکوچه های شهر از پسران و دختران که درکوچه هایش بازی می‌کنند پر خواهد شد. bible_en_fa Then said he, These are the two anointed ones, that stand by the LORD of the whole earth. یهوه صبایوت چنین می‌گوید: اگر این امر در این‌روزها به نظر بقیه این قوم عجیب نماید آیا در نظر من عجیب خواهد نمود؟ قول یهوه صبایوت این است. bible_en_fa Then I turned, and lifted up mine eyes, and looked, and behold a flying roll. «یهوه صبایوت چنین می‌گوید: اینک من قوم خود را از زمین مشرق و از زمین مغرب آفتاب خواهم رهانید. bible_en_fa And he said unto me, What seest thou? And I answered, I see a flying roll; the length thereof is twenty cubits, and the breadth thereof ten cubits. و ایشان را خواهم آورد که دراورشلیم سکونت نمایند و ایشان قوم من خواهندبود و من براستی و عدالت خدای ایشان خواهم بود. bible_en_fa Then said he unto me, This is the curse that goeth forth over the face of the whole earth: for every one that stealeth shall be cut off as on this side according to it; and every one that sweareth shall be cut off as on that side according to it. یهوه صبایوت چنین می‌گوید: دستهای شما قوی شود‌ای کسانی که در این ایام این کلام را از زبان انبیا شنیدید که آن در روزی که بنیادخانه یهوه صبایوت را برای بنا نمودن هیکل نهادند واقع شد. bible_en_fa I will bring it forth, saith the LORD of hosts, and it shall enter into the house of the thief, and into the house of him that sweareth falsely by my name: and it shall remain in the midst of his house, and shall consume it with the timber thereof and the stones thereof. زیرا قبل از این ایام مزدی برای انسان نبود و نه مزدی به جهت حیوان؛ و به‌سبب دشمن برای هر‌که خروج و دخول می‌کردهیچ سلامتی نبود و من همه کسان را به ضدیکدیگر واداشتم. bible_en_fa Then the angel that talked with me went forth, and said unto me, Lift up now thine eyes, and see what is this that goeth forth. اما الان یهوه صبایوت می‌گوید: من برای بقیه این قوم مثل ایام سابق نخواهم بود. bible_en_fa And I said, What is it? And he said, This is an ephah that goeth forth. He said moreover, This is their resemblance through all the earth. زیرا که زرع سلامتی خواهد بودو مو میوه خود را خواهد داد و زمین محصول خود را خواهد آورد و آسمان شبنم خویش راخواهد بخشید و من بقیه این قوم را مالک جمیع این چیزها خواهم گردانید. bible_en_fa And, behold, there was lifted up a talent of lead: and this is a woman that sitteth in the midst of the ephah. و واقع خواهد شد چنانکه شما‌ای خاندان یهودا وای خاندان اسرائیل در میان امت‌ها (مورد)لعنت شده‌اید، همچنان شما را نجات خواهم داد تا (مورد) برکت بشوید؛ پس مترسید ودستهای شما قوی باشد. bible_en_fa And he said, This is wickedness. And he cast it into the midst of the ephah; and he cast the weight of lead upon the mouth thereof. زیرا که یهوه صبایوت چنین می‌گوید: چنانکه قصد نمودم که به شما بدی برسانم حینی که پدران شماخشم مرا به هیجان آوردند و یهوه صبایوت می‌گوید که از آن پشیمان نشدم. bible_en_fa Then lifted I up mine eyes, and looked, and, behold, there came out two women, and the wind was in their wings; for they had wings like the wings of a stork: and they lifted up the ephah between the earth and the heaven. همچنین در این‌روزها رجوع نموده، قصد خواهم نمود که به اورشلیم و خاندان یهودا احسان نمایم. پس ترسان مباشید. bible_en_fa Then said I to the angel that talked with me, Whither do these bear the ephah? و این است کارهایی که بایدبکنید: با یکدیگر راست گویید و در دروازه های خود انصاف و داوری سلامتی را اجرا دارید. bible_en_fa And he said unto me, To build it an house in the land of Shinar: and it shall be established, and set there upon her own base. و در دلهای خود برای یکدیگر بدی میندیشید و قسم دروغ را دوست مدارید، زیراخداوند می‌گوید از همه این کارها نفرت دارم.» bible_en_fa And I turned, and lifted up mine eyes, and looked, and, behold, there came four chariots out from between two mountains; and the mountains were mountains of brass. و کلام یهوه صبایوت بر من نازل شده، گفت: bible_en_fa In the first chariot were red horses; and in the second chariot black horses; «یهوه صبایوت چنین می‌گوید: روزه ماه چهارم و روزه ماه پنجم و روزه ماه هفتم و روزه ماه دهم برای خاندان یهودا به شادمانی و سرور وعیدهای خوش مبدل خواهد شد پس راستی وسلامتی را دوست بدارید. bible_en_fa And in the third chariot white horses; and in the fourth chariot grisled and bay horses. یهوه صبایوت چنین می‌گوید: بار دیگر واقع خواهد شد که قوم‌ها و ساکنان شهرهای بسیار خواهند آمد. bible_en_fa Then I answered and said unto the angel that talked with me, What are these, my lord? و ساکنان یک شهر به شهر دیگر رفته، خواهندگفت: بیایید برویم تا از خداوند مسالت نماییم ویهوه صبایوت را بطلبیم و من نیز خواهم آمد. bible_en_fa And the angel answered and said unto me, These are the four spirits of the heavens, which go forth from standing before the Lord of all the earth. و قوم های بسیار و امت های عظیم خواهندآمد تا یهوه صبایوت را در اورشلیم بطلبند و ازخداوند مسالت نمایند.یهوه صبایوت چنین می‌گوید در آن روزها ده نفر از همه زبانهای امت‌ها به دامن شخص یهودی چنگ زده، متمسک خواهند شد و خواهند گفت همراه شما می‌آییم زیرا شنیده‌ایم که خدا با شمااست.» bible_en_fa The black horses which are therein go forth into the north country; and the white go forth after them; and the grisled go forth toward the south country. یهوه صبایوت چنین می‌گوید در آن روزها ده نفر از همه زبانهای امت‌ها به دامن شخص یهودی چنگ زده، متمسک خواهند شد و خواهند گفت همراه شما می‌آییم زیرا شنیده‌ایم که خدا با شمااست.» bible_en_fa And the bay went forth, and sought to go that they might walk to and fro through the earth: and he said, Get you hence, walk to and fro through the earth. So they walked to and fro through the earth. وحی کلام خداوند بر زمین حدراخ (نازل می شود) و دمشق محل آن می‌باشد، زیراکه نظر انسان و نظر تمامی اسباط اسرائیل بسوی خداوند است. bible_en_fa Then cried he upon me, and spake unto me, saying, Behold, these that go toward the north country have quieted my spirit in the north country. و بر حمات نیز که مجاور آن است و بر صور و صیدون اگر‌چه بسیار دانشمندمی باشد. bible_en_fa And the word of the LORD came unto me, saying, و صور برای خود ملاذی منیع ساخت و نقره را مثل غبار و طلا را مانند گل کوچه هاانباشت. bible_en_fa Take of them of the captivity, even of Heldai, of Tobijah, and of Jedaiah, which are come from Babylon, and come thou the same day, and go into the house of Josiah the son of Zephaniah; اینک خداوند او را اخراج خواهد کردو قوتش را که در دریا می‌باشد، تلف خواهدساخت و خودش به آتش سوخته خواهد شد. bible_en_fa Then take silver and gold, and make crowns, and set them upon the head of Joshua the son of Josedech, the high priest; اشقلون چون این را بیند خواهد ترسید و غزه بسیار دردناک خواهد شد و عقرون نیز زیرا که اعتماد او خجل خواهد گردید و پادشاه از غزه هلاک خواهد شد و اشقلون مسکون نخواهدگشت. bible_en_fa And speak unto him, saying, Thus speaketh the LORD of hosts, saying, Behold the man whose name is The BRANCH; and he shall grow up out of his place, and he shall build the temple of the LORD: و حرام زاده‌ای در اشدود جلوس خواهدنمود و حشمت فلسطینیان را منقطع خواهم ساخت. bible_en_fa Even he shall build the temple of the LORD; and he shall bear the glory, and shall sit and rule upon his throne; and he shall be a priest upon his throne: and the counsel of peace shall be between them both. و خون او را از دهانش بیرون خواهم آورد و رجاساتش را از میان دندانهایش؛ و بقیه اونیز به جهت خدای ما خواهد بود و خودش مثل امیری در یهودا و عقرون مانند یبوسی خواهدشد. bible_en_fa And the crowns shall be to Helem, and to Tobijah, and to Jedaiah, and to Hen the son of Zephaniah, for a memorial in the temple of the LORD. و من گرداگرد خانه خود به ضد لشکر اردوخواهم زد تا کسی از آن عبور و مرور نکند و ظالم بار دیگر از میان آنها گذر نخواهد کرد زیرا که حال به چشمان خود مشاهده نموده‌ام. bible_en_fa And they that are far off shall come and build in the temple of the LORD, and ye shall know that the LORD of hosts hath sent me unto you. And this shall come to pass, if ye will diligently obey the voice of the LORD your God. ‌ای دختر صهیون بسیار وجد بنما و ای دختر اورشلیم آواز شادمانی بده! اینک پادشاه تونزد تو می‌آید. او عادل و صاحب نجات و حلیم می‌باشد و بر الاغ و بر کره بچه الاغ سوار است. bible_en_fa And it came to pass in the fourth year of king Darius, that the word of the LORD came unto Zechariah in the fourth day of the ninth month, even in Chisleu; و من ارابه را از افرایم و اسب را از اورشلیم منقطع خواهم ساخت و کمان جنگی شکسته خواهد شد و او با امت‌ها به سلامتی تکلم خواهدنمود و سلطنت او از دریا تا دریا و از نهر تا اقصای زمین خواهد بود. bible_en_fa When they had sent unto the house of God Sherezer and Regem-melech, and their men, to pray before the LORD, و اما من اسیران تو را نیز به واسطه خون عهد تو از چاهی که در آن آب نیست رها کردم. bible_en_fa And to speak unto the priests which were in the house of the LORD of hosts, and to the prophets, saying, Should I weep in the fifth month, separating myself, as I have done these so many years? ‌ای اسیران امید، به ملاذ منیع مراجعت نمایید. امروز نیز خبر می‌دهم که به شما(نصیب ) مضاعف رد خواهم نمود. bible_en_fa Then came the word of the LORD of hosts unto me, saying, زیرا که یهودا را برای خود زه خواهم کرد و افرایم راتیرکمان خواهم ساخت و پسران تو را‌ای صهیون به ضد پسران تو‌ای یاوان خواهم برانگیخت و تورا مثل شمشیر جبار خواهم گردانید. bible_en_fa Speak unto all the people of the land, and to the priests, saying, When ye fasted and mourned in the fifth and seventh month, even those seventy years, did ye at all fast unto me, even to me? و خداوند بالای ایشان ظاهر خواهد شد وتیر او مانند برق خواهد جست و خداوند یهوه کرنا را نواخته، بر گردبادهای جنوبی خواهدتاخت. bible_en_fa And when ye did eat, and when ye did drink, did not ye eat for yourselves, and drink for yourselves? یهوه صبایوت ایشان را حمایت خواهد کرد و ایشان غذا خورده، سنگهای فلاخن را پایمال خواهند کردو نوشیده، مثل از شراب نعره خواهند زد و مثل جامها و مانند گوشه های مذبح پر خواهند شد. bible_en_fa Should ye not hear the words which the LORD hath cried by the former prophets, when Jerusalem was inhabited and in prosperity, and the cities thereof round about her, when men inhabited the south and the plain? و یهوه خدای ایشان ایشان را در آن روز مثل گوسفندان قوم خودخواهد رهانید زیرا که مانند جواهر تاج بر زمین اوخواهند درخشید.زیرا که حسن و زیبایی اوچه قدر عظیم است. گندم جوانان را و عصیر انگور دوشیزگان را خرم خواهد ساخت. bible_en_fa And the word of the LORD came unto Zechariah, saying, زیرا که حسن و زیبایی اوچه قدر عظیم است. گندم جوانان را و عصیر انگور دوشیزگان را خرم خواهد ساخت. bible_en_fa Thus speaketh the LORD of hosts, saying, Execute true judgment, and shew mercy and compassions every man to his brother: باران را در موسم باران آخر از خداوندبطلبید. از خداوند که برقها را می‌سازدو او به ایشان باران فراوان هرکس در زمینش گیاه خواهد بخشید. bible_en_fa And oppress not the widow, nor the fatherless, the stranger, nor the poor; and let none of you imagine evil against his brother in your heart. زیرا که ترافیم سخن باطل می‌گویند و فالگیران رویاهای دروغ می‌بینند وخوابهای باطل بیان می‌کنند و تسلی بیهوده می‌دهند، از این جهت مثل گوسفندان آواره می‌باشند و از نبودن شبان ذلیل می‌گردند. bible_en_fa But they refused to hearken, and pulled away the shoulder, and stopped their ears, that they should not hear. خشم من بر شبانان مشتعل شده است و به بزهای نرعقوبت خواهم رسانید زیرا که یهوه صبایوت ازگله خود یعنی از خاندان یهودا تفقد خواهد نمودو ایشان را مثل اسب جنگی جلال خود خواهدگردانید. bible_en_fa Yea, they made their hearts as an adamant stone, lest they should hear the law, and the words which the LORD of hosts hath sent in his spirit by the former prophets: therefore came a great wrath from the LORD of hosts. از او سنگ زاویه و از او میخ و از اوکمان جنگی و از او همه ستمکاران با هم بیرون می‌آیند. bible_en_fa Therefore it is come to pass, that as he cried, and they would not hear; so they cried, and I would not hear, saith the LORD of hosts: و ایشان مثل جباران (دشمنان خود را)در گل کوچه‌ها در عرصه جنگ پایمال خواهندکرد و محاربه خواهند نمود زیرا خداوند با ایشان است و اسب‌سواران خجل خواهند گردید. bible_en_fa But I scattered them with a whirlwind among all the nations whom they knew not. Thus the land was desolate after them, that no man passed through nor returned: for they laid the pleasant land desolate. و من خاندان یهودا را تقویت خواهم کرد وخاندان یوسف را خواهم رهانید و ایشان را به امنیت ساکن خواهم گردانید، زیرا که بر ایشان رحمت دارم و چنان خواهند بود که گویا ایشان راترک ننموده بودم زیرا یهوه خدای ایشان من هستم؛ پس ایشان را اجابت خواهم نمود. bible_en_fa Again the word of the LORD of hosts came to me, saying, وبنی افرایم مثل جباران شده، دل ایشان گویا ازشراب مسرور خواهد شد و پسران ایشان چون این را بینند شادی خواهند نمود و دل ایشان در خداوند وجد خواهد کرد. bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts; I was jealous for Zion with great jealousy, and I was jealous for her with great fury. و ایشان را صدا زده، جمع خواهم کرد زیرا که ایشان را فدیه داده‌ام وافزوده خواهند شد چنانکه در قبل افزوده شده بودند. bible_en_fa Thus saith the LORD; I am returned unto Zion, and will dwell in the midst of Jerusalem: and Jerusalem shall be called a city of truth; and the mountain of the LORD of hosts the holy mountain. و ایشان را در میان قوم‌ها خواهم کاشت ومرا در مکان های بعید بیاد خواهند‌آورد و باپسران خود زیست نموده، مراجعت خواهندکرد. bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts; There shall yet old men and old women dwell in the streets of Jerusalem, and every man with his staff in his hand for very age. و ایشان را از زمین مصر باز خواهم آورد واز اشور جمع خواهم نمود و به زمین جلعاد ولبنان داخل خواهم ساخت و آن گنجایش ایشان را نخواهد داشت. bible_en_fa And the streets of the city shall be full of boys and girls playing in the streets thereof. و او از دریای مصیبت عبورنموده، امواج دریا را خواهد زد و همه ژرفیهای نهر خشک خواهد شد و حشمت اشور زایل خواهد گردید و عصای مصر نیست خواهد شد.و ایشان را در خداوند قوی خواهم ساخت ودر نام او سالک خواهند شد. قول خداوند این است. bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts; If it be marvellous in the eyes of the remnant of this people in these days, should it also be marvellous in mine eyes? saith the LORD of hosts. و ایشان را در خداوند قوی خواهم ساخت ودر نام او سالک خواهند شد. قول خداوند این است. bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts; Behold, I will save my people from the east country, and from the west country; ای لبنان درهای خود را باز کن تا آتش، سروهای آزاد تو را بسوزاند. bible_en_fa And I will bring them, and they shall dwell in the midst of Jerusalem: and they shall be my people, and I will be their God, in truth and in righteousness. ‌ای صنوبر ولوله نما زیرا که سرو آزاد افتاده است (ودرختان ) بلند خراب شده. ای بلوطهای باشان ولوله نمایید زیرا که جنگل منیع افتاده است. bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts; Let your hands be strong, ye that hear in these days these words by the mouth of the prophets, which were in the day that the foundation of the house of the LORD of hosts was laid, that the temple might be built. صدای ولوله شبانان است زیرا که جلال ایشان خراب شده؛ صدای غرش شیران ژیان است زیراکه شوکت اردن ویران گردیده است. bible_en_fa For before these days there was no hire for man, nor any hire for beast; neither was there any peace to him that went out or came in because of the affliction: for I set all men every one against his neighbour. یهوه خدای من چنین می‌فرماید که گوسفندان ذبح را بچران bible_en_fa But now I will not be unto the residue of this people as in the former days, saith the LORD of hosts. که خریداران ایشان آنها را ذبح می‌نمایند و مجرم شمرده نمی شوند وفروشندگان ایشان می‌گویند: خداوند متبارک باد زیرا که دولتمند شده‌ایم. و شبانان آنهابرایشان شفقت ندارند. bible_en_fa For the seed shall be prosperous; the vine shall give her fruit, and the ground shall give her increase, and the heavens shall give their dew; and I will cause the remnant of this people to possess all these things. زیرا خداوند می‌گوید: بر ساکنان این زمین بار دیگر ترحم نخواهم نمود واینک من هر کس از مردمان را به‌دست همسایه‌اش و به‌دست پادشاهش تسلیم خواهم نمود و زمین را ویران خواهند ساخت و از دست ایشان رهایی نخواهم بخشید. bible_en_fa And it shall come to pass, that as ye were a curse among the heathen, O house of Judah, and house of Israel; so will I save you, and ye shall be a blessing: fear not, but let your hands be strong. پس من گله ذبح یعنی ضعیف ترین گله را چرانیدم و دو عصا برای خود گرفتم که یکی از آنها را نعمه نامیدم ودیگری را حبال نام نهادم و گله را چرانیدم. bible_en_fa For thus saith the LORD of hosts; As I thought to punish you, when your fathers provoked me to wrath, saith the LORD of hosts, and I repented not: و دریک ماه سه شبان را منقطع ساختم و جان من ازایشان بیزار شد و جان ایشان نیز از من متنفرگردید. bible_en_fa So again have I thought in these days to do well unto Jerusalem and to the house of Judah: fear ye not. پس گفتم شما را نخواهم چرانید. آنکه مردنی است بمیرد و آنکه هلاک شدنی است هلاک شود و باقی ماندگان گوشت یکدیگر رابخورند. bible_en_fa These are the things that ye shall do; Speak ye every man the truth to his neighbour; execute the judgment of truth and peace in your gates: پس عصای خود نعمه را گرفته، آن راشکستم تا عهدی را که با تمامی قوم‌ها بسته بودم شکسته باشم. bible_en_fa And let none of you imagine evil in your hearts against his neighbour; and love no false oath: for all these are things that I hate, saith the LORD. پس در آن روز شکسته شد و آن ضعیف ترین گله که منتظر من می‌بودند فهمیدندکه این کلام خداوند است. bible_en_fa And the word of the LORD of hosts came unto me, saying, و به ایشان گفتم: اگردر نظر شما پسند آید مزد مرا بدهید والا ندهید. پس به جهت مزد من، سی پاره نقره وزن کردند. bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts; The fast of the fourth month, and the fast of the fifth, and the fast of the seventh, and the fast of the tenth, shall be to the house of Judah joy and gladness, and cheerful feasts; therefore love the truth and peace. و خداوند مرا گفت: آن را نزد کوزه‌گر بینداز، این قیمت گران را که مرا به آن قیمت کردند. پس سی پاره نقره را گرفته، آن را در خانه خداوند نزدکوزه‌گر انداختم. bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts; It shall yet come to pass, that there shall come people, and the inhabitants of many cities: و عصای دیگر خود حبال راشکستم تا برادری را که در میان یهودا و اسرائیل بود شکسته باشم. bible_en_fa And the inhabitants of one city shall go to another, saying, Let us go speedily to pray before the LORD, and to seek the LORD of hosts: I will go also. و خداوند مرا گفت: «بار دیگر آلات شبان احمق را برای خود بگیر. bible_en_fa Yea, many people and strong nations shall come to seek the LORD of hosts in Jerusalem, and to pray before the LORD. زیرا اینک من شبانی را در این زمین خواهم برانگیخت که از هالکان تفقد نخواهد نمود و گم شدگان را نخواهد طلبیدو مجروحان را معالجه نخواهد کرد و ایستادگان را نخواهد پرورد بلکه گوشت فربهان را خواهدخورد و سمهای آنها را خواهد کند.وای برشبان باطل که گله را ترک می‌نماید. شمشیر بربازویش و بر چشم راستش فرود خواهد آمد وبازویش بالکل خشک خواهد شد و چشم راستش بکلی تار خواهد گردید.» bible_en_fa Thus saith the LORD of hosts; In those days it shall come to pass, that ten men shall take hold out of all languages of the nations, even shall take hold of the skirt of him that is a Jew, saying, We will go with you: for we have heard that God is with you. وای برشبان باطل که گله را ترک می‌نماید. شمشیر بربازویش و بر چشم راستش فرود خواهد آمد وبازویش بالکل خشک خواهد شد و چشم راستش بکلی تار خواهد گردید.» bible_en_fa The burden of the word of the LORD in the land of Hadrach, and Damascus shall be the rest thereof: when the eyes of man, as of all the tribes of Israel, shall be toward the LORD. وحی کلام خداوند درباره اسرائیل. قول خداوند است که آسمانها راگسترانید و بنیاد زمین را نهاد و روح انسان را دراندرون او ساخت. bible_en_fa And Hamath also shall border thereby; Tyrus, and Zidon, though it be very wise. اینک من اورشلیم را برای جمیع قوم های مجاورش کاسه سرگیجش خواهم ساخت و این بر یهودا نیز حینی که اورشلیم را محاصره می‌کنند خواهد شد. bible_en_fa And Tyrus did build herself a strong hold, and heaped up silver as the dust, and fine gold as the mire of the streets. و درآن روز، اورشلیم را برای جمیع قوم‌ها سنگی گران بار خواهم ساخت و همه کسانی که آن را برخود بار کنند، سخت مجروح خواهند شد وجمیع امت های جهان به ضد او جمع خواهندگردید. bible_en_fa Behold, the Lord will cast her out, and he will smite her power in the sea; and she shall be devoured with fire. خداوند می‌گوید در آن روز من همه اسبان را به حیرت و سواران آنها را به جنون مبتلاخواهم ساخت. و چشمان خود را بر خاندان یهودا باز نموده، همه اسبان قوم‌ها را به کوری مبتلا خواهم کرد. bible_en_fa Ashkelon shall see it, and fear; Gaza also shall see it, and be very sorrowful, and Ekron; for her expectation shall be ashamed; and the king shall perish from Gaza, and Ashkelon shall not be inhabited. و سروران یهودا در دل خودخواهند گفت که ساکنان اورشلیم در خدای خودیهوه صبایوت قوت من می‌باشند. bible_en_fa And a bastard shall dwell in Ashdod, and I will cut off the pride of the Philistines. در آن روزسروران یهودا را مثل آتشدانی در میان هیزم و مانند شعله آتش در میان بافه‌ها خواهم گردانید وهمه قوم های مجاور خویش را از طرف راست وچپ خواهند سوزانید و اورشلیم بار دیگر درمکان خود یعنی در اورشلیم مسکون خواهد شد. bible_en_fa And I will take away his blood out of his mouth, and his abominations from between his teeth: but he that remaineth, even he, shall be for our God, and he shall be as a governor in Judah, and Ekron as a Jebusite. و خداوند خیمه های یهودا را اول خواهدرهانید تا حشمت خاندان داود و حشمت ساکنان اورشلیم بر یهودا فخر ننماید. bible_en_fa And I will encamp about mine house because of the army, because of him that passeth by, and because of him that returneth: and no oppressor shall pass through them any more: for now have I seen with mine eyes. در آن روزخداوند ساکنان اورشلیم را حمایت خواهد نمودو ضعیف ترین ایشان در آن روز مثل داود خواهدبود و خاندان داود مانند خدا مثل فرشته خداونددر حضور ایشان خواهند بود. bible_en_fa Rejoice greatly, O daughter of Zion; shout, O daughter of Jerusalem: behold, thy King cometh unto thee: he is just, and having salvation; lowly, and riding upon an ass, and upon a colt the foal of an ass. و در آن روز قصدهلاک نمودن جمیع امت هایی که به ضد اورشلیم می‌آیند، خواهم نمود. bible_en_fa And I will cut off the chariot from Ephraim, and the horse from Jerusalem, and the battle bow shall be cut off: and he shall speak peace unto the heathen: and his dominion shall be from sea even to sea, and from river even to the ends of the earth. و بر خاندان داود و بر ساکنان اورشلیم روح فیض و تضرعات را خواهم ریخت و بر من که نیزه زده‌اند خواهند نگریست وبرای من مثل نوحه گری برای پسر یگانه خود، نوحه گری خواهند نمود و مانند کسی‌که برای نخست زاده خویش ماتم گیرد، برای من ماتم تلخ خواهندگرفت. bible_en_fa As for thee also, by the blood of thy covenant I have sent forth thy prisoners out of the pit wherein is no water. در آن روز ماتم عظیمی مانند ماتم هددرمون در همواری مجدون در اورشلیم خواهد بود. bible_en_fa Turn you to the strong hold, ye prisoners of hope: even to day do I declare that I will render double unto thee; و اهل زمین ماتم خواهند گرفت هر قبیله علیحده، قبیله خاندان داود علیحده، وزنان ایشان علیحده، قبیله خاندان ناتان علیحده، وزنان ایشان علیحده. bible_en_fa When I have bent Judah for me, filled the bow with Ephraim, and raised up thy sons, O Zion, against thy sons, O Greece, and made thee as the sword of a mighty man. قبیله خاندان لاوی علیحده، و زنان ایشان علیحده، قبیله شمعی علیحده، و زنان ایشان علیحده،و جمیع قبایلی که باقی‌مانده باشند هر قبیله علیحده، و زنان ایشان علیحده. bible_en_fa And the LORD shall be seen over them, and his arrow shall go forth as the lightning: and the LORD GOD shall blow the trumpet, and shall go with whirlwinds of the south. و جمیع قبایلی که باقی‌مانده باشند هر قبیله علیحده، و زنان ایشان علیحده. bible_en_fa The LORD of hosts shall defend them; and they shall devour, and subdue with sling stones; and they shall drink, and make a noise as through wine; and they shall be filled like bowls, and as the corners of the altar. در آن روز برای خاندان داود و ساکنان اورشلیم چشمه‌ای به جهت گناه ونجاست مفتوح خواهد شد. bible_en_fa And the LORD their God shall save them in that day as the flock of his people: for they shall be as the stones of a crown, lifted up as an ensign upon his land. و یهوه صبایوت می‌گوید در آن روز نامهای بتها را از روی زمین منقطع خواهم ساخت که بار دیگر آنها رابیادنخواهند‌آورد و انبیا و روح پلید را نیز از زمین دور خواهم کرد. bible_en_fa For how great is his goodness, and how great is his beauty! corn shall make the young men cheerful, and new wine the maids. و هر‌که بار دیگر نبوت نمایدپدر و مادرش که او را تولید نموده‌اند، وی راخواهند گفت که زنده نخواهی ماند زیرا که به اسم یهوه دروغ می‌گویی. و چون نبوت نماید پدر ومادرش که او را تولید نموده‌اند، وی را عرضه تیغ خواهند ساخت. bible_en_fa Ask ye of the LORD rain in the time of the latter rain; so the LORD shall make bright clouds, and give them showers of rain, to every one grass in the field. و در آن روز هر کدام از آن انبیاچون نبوت می‌کنند، از رویاهای خویش خجل خواهند شد و جامه پشمین به جهت فریب دادن نخواهند پوشید. bible_en_fa For the idols have spoken vanity, and the diviners have seen a lie, and have told false dreams; they comfort in vain: therefore they went their way as a flock, they were troubled, because there was no shepherd. و هر یک خواهد گفت: من نبی نیستم بلکه زرع کننده زمین می‌باشم زیرا که ازطفولیت خود به غلامی فروخته شده‌ام. bible_en_fa Mine anger was kindled against the shepherds, and I punished the goats: for the LORD of hosts hath visited his flock the house of Judah, and hath made them as his goodly horse in the battle. و او راخواهند گفت: این جراحات که در دستهای تومی باشد چیست؟ و او جواب خواهد داد آنهایی است که در خانه دوستان خویش به آنها مجروح شده‌ام. bible_en_fa Out of him came forth the corner, out of him the nail, out of him the battle bow, out of him every oppressor together. یهوه صبایوت می‌گوید: «ای شمشیر به ضدشبان من و به ضد آن مردی که همدوش من است برخیز! شبان را بزن و گوسفندان پراکنده خواهندشد و من دست خود را بر کوچکان خواهم برگردانید.» bible_en_fa And they shall be as mighty men, which tread down their enemies in the mire of the streets in the battle: and they shall fight, because the LORD is with them, and the riders on horses shall be confounded. و خداوند می‌گوید که «در تمامی زمین دوحصه منقطع شده خواهند مرد و حصه سوم درآن باقی خواهد ماند.و حصه سوم را از میان آتش خواهم گذرانید و ایشان را مثل قال گذاشتن نقره قال خواهم گذاشت و مثل مصفی ساختن طلا ایشان را مصفی خواهم نمود و اسم مراخواهند خواند و من ایشان را اجابت نموده، خواهم گفت که ایشان قوم من هستند و ایشان خواهند گفت که یهوه خدای ما می‌باشد.» bible_en_fa And I will strengthen the house of Judah, and I will save the house of Joseph, and I will bring them again to place them; for I have mercy upon them: and they shall be as though I had not cast them off: for I am the LORD their God, and will hear them. و حصه سوم را از میان آتش خواهم گذرانید و ایشان را مثل قال گذاشتن نقره قال خواهم گذاشت و مثل مصفی ساختن طلا ایشان را مصفی خواهم نمود و اسم مراخواهند خواند و من ایشان را اجابت نموده، خواهم گفت که ایشان قوم من هستند و ایشان خواهند گفت که یهوه خدای ما می‌باشد.» bible_en_fa And they of Ephraim shall be like a mighty man, and their heart shall rejoice as through wine: yea, their children shall see it, and be glad; their heart shall rejoice in the LORD. اینک روز خداوند می‌آید و غنیمت تودر میانت تقسیم خواهد شد. bible_en_fa I will hiss for them, and gather them; for I have redeemed them: and they shall increase as they have increased. و جمیع امت‌ها را به ضد اورشلیم برای جنگ جمع خواهم کرد و شهر را خواهند گرفت و خانه‌ها راتاراج خواهند نمود و زنان را بی‌عصمت خواهندکرد و نصف اهل شهر به اسیری خواهند رفت وبقیه قوم از شهر منقطع نخواهند شد. bible_en_fa And I will sow them among the people: and they shall remember me in far countries; and they shall live with their children, and turn again. و خداوندبیرون آمده، با آن قوم‌ها مقاتله خواهد نمودچنانکه در روز جنگ مقاتله نمود. bible_en_fa I will bring them again also out of the land of Egypt, and gather them out of Assyria; and I will bring them into the land of Gilead and Labanon; and place shall not be found for them. و در آن روزپایهای او بر کوه زیتون که از طرف مشرق به مقابل اورشلیم است خواهد ایستاد و کوه زیتون درمیانش از مشرق تا مغرب منشق شده، دره بسیارعظیمی خواهد شد و نصف کوه بطرف شمال ونصف دیگرش بطرف جنوب منتقل خواهدگردید. bible_en_fa And he shall pass through the sea with affliction, and shall smite the waves in the sea, and all the deeps of the river shall dry up: and the pride of Assyria shall be brought down, and the sceptre of Egypt shall depart away. و بسوی دره کوههای من فرار خواهیدکرد زیرا که دره کوهها تا به آصل خواهد رسید وشما خواهید گریخت چنانکه در ایام عزیا پادشاه یهودا از زلزله فرار کردید و یهوه خدای من خواهد آمد و جمیع مقدسان همراه تو (خواهندآمد). bible_en_fa And I will strengthen them in the LORD; and they shall walk up and down in his name, saith the LORD. و در آن روز نور (آفتاب ) نخواهد بود وکواکب درخشنده، گرفته خواهند شد. bible_en_fa Open thy doors, O Lebanon, that the fire may devour thy cedars. و آن یک روز معروف خداوند خواهد بود. نه روز و نه شب، اما در وقت شام روشنایی خواهد بود. bible_en_fa Howl, fir tree; for the cedar is fallen; because the mighty are spoiled: howl, O ye oaks of Bashan; for the forest of the vintage is come down. ودر آن روز، آبهای زنده از اورشلیم جاری خواهدشد (که ) نصف آنهابسوی دریای شرقی و نصف دیگر آنها بسوی دریای غربی (خواهد رفت ). درتابستان و در زمستان چنین واقع خواهد شد. bible_en_fa There is a voice of the howling of the shepherds; for their glory is spoiled: a voice of the roaring of young lions; for the pride of Jordan is spoiled. ویهوه بر تمامی زمین پادشاه خواهد بود. در آن روزیهوه واحد خواهد بود و اسم او واحد. bible_en_fa Thus saith the LORD my God; Feed the flock of the slaughter; وتمامی زمین از جبع تا رمون که بطرف جنوب اورشلیم است متبدل شده، مثل عربه خواهدگردید و (اورشلیم ) مرتفع شده، در مکان خود ازدروازه بنیامین تا جای دروازه اول و تا دروازه زاویه و از برج حننئیل تا چرخشت پادشاه مسکون خواهد شد. bible_en_fa Whose possessors slay them, and hold themselves not guilty: and they that sell them say, Blessed be the LORD; for I am rich: and their own shepherds pity them not. و در آن ساکن خواهندشد و دیگر لعنت نخواهد بود و اورشلیم به امنیت مسکون خواهد شد. bible_en_fa For I will no more pity the inhabitants of the land, saith the LORD: but, lo, I will deliver the men every one into his neighbour's hand, and into the hand of his king: and they shall smite the land, and out of their hand I will not deliver them. و این بلایی خواهد بود که خداوند بر همه قوم هایی که با اورشلیم جنگ کنند وارد خواهدآورد. گوشت ایشان در حالتی که بر پایهای خودایستاده باشند کاهیده خواهد شد و چشمانشان در حدقه گداخته خواهد گردید و زبان ایشان دردهانشان کاهیده خواهد گشت. bible_en_fa And I will feed the flock of slaughter, even you, O poor of the flock. And I took unto me two staves; the one I called Beauty, and the other I called Bands; and I fed the flock. و در آن روزاضطراب عظیمی از جانب خداوند در میان ایشان خواهد بود و دست یکدیگر را خواهند گرفت و دست هر کس به ضد دست دیگری بلند خواهدشد. bible_en_fa Three shepherds also I cut off in one month; and my soul lothed them, and their soul also abhorred me. و یهودا نیز نزد اورشلیم جنگ خواهدنمود و دولت جمیع امت های مجاور آن از طلا ونقره و لباس از حد زیاده جمع خواهد شد. bible_en_fa Then said I, I will not feed you: that that dieth, let it die; and that that is to be cut off, let it be cut off; and let the rest eat every one the flesh of another. وبلای اسبان و قاطران و شتران و الاغها و تمامی حیواناتی که در آن اردوها باشند همچنان ماننداین بلا خواهد بود. bible_en_fa And I took my staff, even Beauty, and cut it assunder, that I might break my covenant which I had made with all the people. و واقع خواهد شد که همه باقی ماندگان از جمیع امت هایی که به ضداورشلیم آیند، هر سال برخواهند آمد تا یهوه صبایوت پادشاه را عبادت نمایند و عید خیمه هارا نگاه دارند. bible_en_fa And it was broken in that day: and so the poor of the flock that waited upon me knew that it was the word of the LORD. و هرکدام از قبایل زمین که به جهت عبادت یهوه صبایوت پادشاه برنیایند، برایشان باران نخواهد شد. bible_en_fa And I said unto them, If ye think good, give me my price; and if not, forbear. So they weighed for my price thirty pieces of silver. و اگر قبیله مصربرنیایند و حاضر نشوند بر ایشان نیز (باران )نخواهد شد. این است بلایی که خداوند واردخواهد آورد بر امت هایی که به جهت نگاه داشتن عید خیمه‌ها برنیایند. bible_en_fa And the LORD said unto me, Cast it unto the potter: a goodly price that I was prised at of them. And I took the thirty pieces of silver, and cast them to the potter in the house of the LORD. این است قصاص مصر وقصاص همه امت هایی که به جهت نگاه داشتن عید خیمه‌ها برنیایند.و در آن روز بر زنگهای اسبان «مقدس خداوند» (منقوش ) خواهد شد و دیگها در خانه خداوند مثل کاسه های پیش مذبح خواهد بود. bible_en_fa Then I cut asunder mine other staff, even Bands, that I might break the brotherhood between Judah and Israel. و در آن روز بر زنگهای اسبان «مقدس خداوند» (منقوش ) خواهد شد و دیگها در خانه خداوند مثل کاسه های پیش مذبح خواهد بود. bible_en_fa And the LORD said unto me, Take unto thee yet the instruments of a foolish shepherd. واسطه ملاکی. bible_en_fa For, lo, I will raise up a shepherd in the land, which shall not visit those that be cut off, neither shall seek the young one, nor heal that that is broken, nor feed that that standeth still: but he shall eat the flesh of the fat, and tear their claws in pieces. خداوند می‌گوید که شما را دوست داشته‌ام. اما شما می‌گویید: چگونه ما را دوست داشته‌ای؟ آیا عیسو برادر یعقوب نبود و خداوند می‌گویدکه یعقوب را دوست داشتم، bible_en_fa Woe to the idol shepherd that leaveth the flock! the sword shall be upon his arm, and upon his right eye: his arm shall be clean dried up, and his right eye shall be utterly darkened. و از عیسو نفرت نمودم و کوههای او را ویران و میراث وی رانصیب شغالهای بیابان گردانیدم. bible_en_fa The burden of the word of the LORD for Israel, saith the LORD, which stretcheth forth the heavens, and layeth the foundation of the earth, and formeth the spirit of man within him. چونکه ادوم می‌گوید: منهدم شده‌ایم اما خواهیم برگشت ومخروبه‌ها را بنا خواهیم نمود. یهوه صبایوت چنین می‌فرماید: ایشان بنا خواهند نمود اما من منهدم خواهم ساخت و ایشان را به‌سرحدشرارت و به قومی که خداوند بر ایشان تا به ابدغضبناک می‌باشد مسمی خواهند ساخت. bible_en_fa Behold, I will make Jerusalem a cup of trembling unto all the people round about, when they shall be in the siege both against Judah and against Jerusalem. وچون چشمان شما این را بیند خواهید گفت: خداوند از حدود اسرائیل متعظم باد! bible_en_fa And in that day will I make Jerusalem a burdensome stone for all people: all that burden themselves with it shall be cut in pieces, though all the people of the earth be gathered together against it. پسر، پدر خود و غلام، آقای خویش رااحترام می‌نماید. پس اگر من پدر هستم احترام من کجا است؟ و اگر من آقا هستم هیبت من کجااست؟ یهوه صبایوت به شما تکلم می‌کند. ای کاهنانی که اسم مرا حقیر می‌شمارید و می‌گویید چگونه اسم تو را حقیر شمرده‌ایم؟ bible_en_fa In that day, saith the LORD, I will smite every horse with astonishment, and his rider with madness: and I will open mine eyes upon the house of Judah, and will smite every horse of the people with blindness. نان نجس برمذبح من می‌گذرانید و می‌گویید چگونه تو رابی حرمت نموده‌ایم؟ از اینکه می‌گویید خوان خداوند محقر است. bible_en_fa And the governors of Judah shall say in their heart, The inhabitants of Jerusalem shall be my strength in the LORD of hosts their God. و چون کور را برای قربانی می‌گذرانید، آیا قبیح نیست؟ و چون لنگ یا بیماررا می‌گذرانید، آیا قبیح نیست؟ آن را به حاکم خود هدیه بگذران و آیا او از تو راضی خواهدشد یا تو را مقبول خواهد داشت؟ قول یهوه صبایوت این است. bible_en_fa In that day will I make the governors of Judah like an hearth of fire among the wood, and like a torch of fire in a sheaf; and they shall devour all the people round about, on the right hand and on the left: and Jerusalem shall be inhabited again in her own place, even in Jerusalem. و الان از خدا مسالت نما تابر ما ترحم نماید. یهوه صبایوت می‌گوید این ازدست شما واقع شده است، پس آیا هیچ کدام ازشما را مستجاب خواهد فرمود؟ bible_en_fa The LORD also shall save the tents of Judah first, that the glory of the house of David and the glory of the inhabitants of Jerusalem do not magnify themselves against Judah. کاش که یکی از شما می‌بود که درها راببندد تا آتش بر مذبح من بیجا نیفروزید. یهوه صبایوت می‌گوید: در شما هیچ خوشی ندارم وهیچ هدیه از دست شما قبول نخواهم کرد. bible_en_fa In that day shall the LORD defend the inhabitants of Jerusalem; and he that is feeble among them at that day shall be as David; and the house of David shall be as God, as the angel of the LORD before them. زیرا که از مطلع آفتاب تا مغربش اسم من درمیان امت‌ها عظیم خواهد بود؛ و بخور و هدیه طاهر در هر جا به اسم من گذرانیده خواهد شد، زیرا یهوه صبایوت می‌گوید که اسم من در میان امت‌ها عظیم خواهد بود. و بخور و هدیه طاهر درهر جا به اسم من گذرانیده خواهد شد، زیرا یهوه صبایوت می‌گوید که اسم من در میان امت هاعظیم خواهد بود. bible_en_fa And it shall come to pass in that day, that I will seek to destroy all the nations that come against Jerusalem. اما شما آن را بی‌حرمت می‌سازید چونکه می‌گویید که خوان خداوند نجس است و ثمره آن یعنی طعامش محقر است. bible_en_fa And I will pour upon the house of David, and upon the inhabitants of Jerusalem, the spirit of grace and of supplications: and they shall look upon me whom they have pierced, and they shall mourn for him, as one mourneth for his only son, and shall be in bitterness for him, as one that is in bitterness for his firstborn. و یهوه صبایوت می‌فرماید که شما می‌گوییداینک این چه زحمت است و آن را اهانت می‌کنیدو چون (حیوانات ) دریده شده و لنگ و بیمار راآورده، آنها را برای هدیه می‌گذرانید آیا من آنهارا از دست شما قبول خواهم کرد؟ قول خداونداین است.پس ملعون باد هر‌که فریب دهد و باآنکه نرینه‌ای در گله خود دارد معیوبی برای خداوند نذر کرده، آن را ذبح نماید. زیرا که یهوه صبایوت می‌گوید: من پادشاه عظیم می‌باشم واسم من در میان امت‌ها مهیب خواهد بود. bible_en_fa In that day shall there be a great mourning in Jerusalem, as the mourning of Hadadrimmon in the valley of Megiddon. پس ملعون باد هر‌که فریب دهد و باآنکه نرینه‌ای در گله خود دارد معیوبی برای خداوند نذر کرده، آن را ذبح نماید. زیرا که یهوه صبایوت می‌گوید: من پادشاه عظیم می‌باشم واسم من در میان امت‌ها مهیب خواهد بود. bible_en_fa And the land shall mourn, every family apart; the family of the house of David apart, and their wives apart; the family of the house of Nathan apart, and their wives apart; و الان‌ای کاهنان این وصیت برای شما است! bible_en_fa The family of the house of Levi apart, and their wives apart; the family of Shimei apart, and their wives apart; یهوه صبایوت می‌گوید که اگرنشنوید و آن را در دل خود جا ندهید تا اسم مراتمجید نمایید، من بر شما لعن خواهم فرستاد و بربرکات شما لعن خواهم کرد، بلکه آنها را لعن کرده‌ام چونکه آن را در دل خود جا ندادید. bible_en_fa All the families that remain, every family apart, and their wives apart. اینک من زراعت را به‌سبب شما نهیب خواهم نمود و بر رویهای شما سرگین یعنی سرگین عیدهای شما را خواهم پاشید و شما را با آن خواهند برداشت. bible_en_fa In that day there shall be a fountain opened to the house of David and to the inhabitants of Jerusalem for sin and for uncleanness. و خواهید دانست که من این وصیت را بر شما فرستاده‌ام تا عهد من با لاوی باشد. قول یهوه صبایوت این است. bible_en_fa And it shall come to pass in that day, saith the LORD of hosts, that I will cut off the names of the idols out of the land, and they shall no more be remembered: and also I will cause the prophets and the unclean spirit to pass out of the land. عهد من باوی عهد حیات و سلامتی می‌بود و آنها را به‌سبب ترسی که از من می‌داشت به وی دادم و به‌سبب آنکه از اسم من هراسان می‌بود. bible_en_fa And it shall come to pass, that when any shall yet prophesy, then his father and his mother that begat him shall say unto him, Thou shalt not live; for thou speakest lies in the name of the LORD: and his father and his mother that begat him shall thrust him through when he prophesieth. شریعت حق در دهان او می‌بود و بی‌انصافی بر لبهایش یافت نمی شد بلکه در سلامتی و استقامت با من سلوک می‌نمود و بسیاری را از گناه برمی گردانید. bible_en_fa And it shall come to pass in that day, that the prophets shall be ashamed every one of his vision, when he hath prophesied; neither shall they wear a rough garment to deceive: زیرا که لبهای کاهن می‌باید معرفت را حفظنماید تا شریعت را از دهانش بطلبند چونکه اورسول یهوه صبایوت می‌باشد. bible_en_fa But he shall say, I am no prophet, I am an husbandman; for man taught me to keep cattle from my youth. اما یهوه صبایوت می‌گوید که شما از طریق تجاوز نموده، بسیاری را در شریعت لغزش دادید و عهد لاوی را شکستید. bible_en_fa And one shall say unto him, What are these wounds in thine hands? Then he shall answer, Those with which I was wounded in the house of my friends. بنابراین من نیز شما را نزد تمامی این قوم خوار و پست خواهم ساخت زیرا که طریق مرا نگاه نداشته و در اجرای شریعت طرفداری نموده‌اید. bible_en_fa Awake, O sword, against my shepherd, and against the man that is my fellow, saith the LORD of hosts: smite the shepherd, and the sheep shall be scattered: and I will turn mine hand upon the little ones. آیا جمیع ما را یک پدر نیست و آیا یک خدا ما را نیافریده است؟ پس چرا عهد پدران خود را بی‌حرمت نموده، با یکدیگر خیانت می‌ورزیم؟ bible_en_fa And it shall come to pass, that in all the land, saith the LORD, two parts therein shall be cut off and die; but the third shall be left therein. یهودا خیانت ورزیده است ورجاسات را در اسرائیل و اورشلیم بعمل آورده‌اند زیرا که یهودا مقدس خداوند را که او آن را دوست می‌داشت بی‌حرمت نموده، دخترخدای بیگانه را به زنی گرفته است. bible_en_fa And I will bring the third part through the fire, and will refine them as silver is refined, and will try them as gold is tried: they shall call on my name, and I will hear them: I will say, It is my people: and they shall say, The LORD is my God. پس خداوند هر کس را که چنین عمل نماید، هم خواننده و هم جواب دهنده را از خیمه های یعقوب منقطع خواهد ساخت و هر کس را نیز که برای یهوه صبایوت هدیه بگذراند. bible_en_fa Behold, the day of the LORD cometh, and thy spoil shall be divided in the midst of thee. و این را نیزبار دیگر بعمل آورده‌اید که مذبح خداوند را بااشکها و گریه و ناله پوشانیده‌اید و از این جهت هدیه را باز منظور نمی دارد و آن را از دست شمامقبول نمی فرماید. bible_en_fa For I will gather all nations against Jerusalem to battle; and the city shall be taken, and the houses rifled, and the women ravished; and half of the city shall go forth into captivity, and the residue of the people shall not be cut off from the city. اما شما می‌گویید سبب این چیست؟ سبب این است که خداوند در میان تو وزوجه جوانی ات شاهد بوده است و تو به وی خیانت ورزیده‌ای، با آنکه او یار تو و زوجه هم عهد تو می‌بود. bible_en_fa Then shall the LORD go forth, and fight against those nations, as when he fought in the day of battle. و آیا او یکی را نیافرید با آنکه بقیه روح را می‌داشت و ازچه سبب یک را (فقطآفرید)؟ از این جهت که ذریت الهی را طلب می‌کرد. پس از روحهای خود باحذر باشید وزنهار احدی به زوجه جوانی خود خیانت نورزد. bible_en_fa And his feet shall stand in that day upon the mount of Olives, which is before Jerusalem on the east, and the mount of Olives shall cleave in the midst thereof toward the east and toward the west, and there shall be a very great valley; and half of the mountain shall remove toward the north, and half of it toward the south. زیرا یهوه خدای اسرائیل می‌گوید که از طلاق نفرت دارم و نیز از اینکه کسی ظلم را به لباس خود بپوشاند. قول یهوه صبایوت این است پس ازروحهای خود با حذر بوده، زنهار خیانت نورزید.شما خداوند را به سخنان خود خسته نموده‌اید و می‌گویید: چگونه او را خسته نموده‌ایم؟ از اینکه گفته‌اید همه بدکاران به نظرخداوند پسندیده می‌باشند واو از ایشان مسروراست یا اینکه خدایی که داوری کند کجا است؟ bible_en_fa And ye shall flee to the valley of the mountains; for the valley of the mountains shall reach unto Azal: yea, ye shall flee, like as ye fled from before the earthquake in the days of Uzziah king of Judah: and the LORD my God shall come, and all the saints with thee. شما خداوند را به سخنان خود خسته نموده‌اید و می‌گویید: چگونه او را خسته نموده‌ایم؟ از اینکه گفته‌اید همه بدکاران به نظرخداوند پسندیده می‌باشند واو از ایشان مسروراست یا اینکه خدایی که داوری کند کجا است؟ bible_en_fa And it shall come to pass in that day, that the light shall not be clear, nor dark: اینک من رسول خود را خواهم فرستاد و اوطریق را پیش روی من مهیا خواهد ساخت و خداوندی که شما طالب او می‌باشید، ناگهان به هیکل خود خواهد آمد، یعنی آن رسول عهدی که شما از او مسرور می‌باشید. هان او می‌آید! قول یهوه صبایوت این است. bible_en_fa But it shall be one day which shall be known to the LORD, not day, nor night: but it shall come to pass, that at evening time it shall be light. اما کیست که روزآمدن او را متحمل تواند شد؟ و کیست که در حین ظهور وی تواند ایستاد؟ زیرا که او مثل آتش قالگر و مانند صابون گازران خواهد بود. bible_en_fa And it shall be in that day, that living waters shall go out from Jerusalem; half of them toward the former sea, and half of them toward the hinder sea: in summer and in winter shall it be. و مثل قالگر و مصفی کننده نقره خواهد نشست وبنی لاوی را طاهر ساخته، ایشان را مانند طلا ونقره مصفی خواهد گردانید تا ایشان هدیه‌ای برای خداوند به عدالت بگذرانند. bible_en_fa And the LORD shall be king over all the earth: in that day shall there be one LORD, and his name one. آنگاه هدیه یهودا واورشلیم پسندیده خداوند خواهد شد چنانکه درایام قدیم و سالهای پیشین می‌بود. bible_en_fa All the land shall be turned as a plain from Geba to Rimmon south of Jerusalem: and it shall be lifted up, and inhabited in her place, from Benjamin's gate unto the place of the first gate, unto the corner gate, and from the tower of Hananeel unto the king's winepresses. و من برای داوری نزد شما خواهم آمد و به ضد جادوگران وزناکاران و آنانی که قسم دروغ می‌خورند و کسانی که بر مزدور در مزدش و بیوه‌زنان و یتیمان ظلم می‌نمایند و غریب را از حق خودش دورمی سازند و از من نمی ترسند، بزودی شهادت خواهم داد. قول یهوه صبایوت این است. bible_en_fa And men shall dwell in it, and there shall be no more utter destruction; but Jerusalem shall be safely inhabited. زیرامن که یهوه می‌باشم، تبدیل نمی پذیرم و از این سبب شما‌ای پسران یعقوب هلاک نمی شوید. bible_en_fa And this shall be the plague wherewith the LORD will smite all the people that have fought against Jerusalem; Their flesh shall consume away while they stand upon their feet, and their eyes shall consume away in their holes, and their tongue shall consume away in their mouth. شما از ایام پدران خود از فرایض من تجاوزنموده، آنها را نگاه نداشته‌اید. اما یهوه صبایوت می‌گوید: بسوی من بازگشت نمایید و من بسوی شما بازگشت خواهم کرد، اما شما می‌گویید به چه چیز بازگشت نماییم. bible_en_fa And it shall come to pass in that day, that a great tumult from the LORD shall be among them; and they shall lay hold every one on the hand of his neighbour, and his hand shall rise up against the hand of his neighbour. آیا انسان خدا را گول زند؟ اما شما مرا گول زده‌اید و می‌گویید در چه چیز تو را گول زده‌ایم؟ در عشرها و هدایا. bible_en_fa And Judah also shall fight at Jerusalem; and the wealth of all the heathen round about shall be gathered together, gold, and silver, and apparel, in great abundance. شماسخت ملعون شده‌اید زیرا که شما یعنی تمامی این امت مرا گول زده‌اید. bible_en_fa And so shall be the plague of the horse, of the mule, of the camel, and of the ass, and of all the beasts that shall be in these tents, as this plague. تمامی عشرها را به مخزنهای من بیاورید تا در خانه من خوراک باشدو یهوه صبایوت می‌گوید مرا به اینطور امتحان نمایید که آیا روزنه های آسمان را برای شمانخواهم گشاد و چنان برکتی بر شما نخواهم ریخت که گنجایش آن نخواهد بود؟ bible_en_fa And it shall come to pass, that every one that is left of all the nations which came against Jerusalem shall even go up from year to year to worship the King, the LORD of hosts, and to keep the feast of tabernacles. و یهوه صبایوت می‌گوید: خورنده را به جهت شما منع خواهم نمود تا ثمرات زمین شما را ضایع نسازد و مو شما در صحرا بی‌بار نشود. bible_en_fa And it shall be, that whoso will not come up of all the families of the earth unto Jerusalem to worship the King, the LORD of hosts, even upon them shall be no rain. و همه امت هاشما را خوشحال خواهند خواند زیرا یهوه صبایوت می‌گوید که شما زمین مرغوب خواهیدبود. bible_en_fa And if the family of Egypt go not up, and come not, that have no rain; there shall be the plague, wherewith the LORD will smite the heathen that come not up to keep the feast of tabernacles. خداوند می‌گوید: به ضد من سخنان سخت گفته‌اید و می‌گویید به ضد تو چه گفته‌ایم؟ bible_en_fa This shall be the punishment of Egypt, and the punishment of all nations that come not up to keep the feast of tabernacles. گفته‌اید: بی‌فایده است که خدا را عبادت نماییم و چه سود از اینکه اوامر او را نگاه داریم وبحضور یهوه صبایوت با حزن سلوک نماییم؟ bible_en_fa In that day shall there be upon the bells of the horses, HOLINESS UNTO THE LORD; and the pots in the LORD's house shall be like the bowl's before the altar. و حال متکبران را سعادتمند می‌خوانیم وبدکاران نیز فیروز می‌شوند و ایشان خدا راامتحان می‌کنند و (معهذا) ناجی می‌گردند. bible_en_fa Yea, every pot in Jerusalem and in Judah shall be holiness unto the LORD of hosts: and all they that sacrifice shall come and take of them, and seethe therein: and in that day there shall be no more the Canaanite in the house of the LORD of hosts. آنگاه ترسندگان خداوند با یکدیگر مکالمه کردند و خداوند گوش گرفته، ایشان را استماع نمود و کتاب یادگاری به جهت ترسندگان خداوند و به جهت آنانی که اسم او را عزیزداشتند مکتوب شد. bible_en_fa The burden of the word of the LORD to Israel by Malachi. و یهوه صبایوت می‌گویدکه ایشان در آن روزی که من تعیین نموده‌ام، ملک خاص من خواهند بود و بر ایشان ترحم خواهم نمود، چنانکه کسی بر پسرش که او راخدمت می‌کند ترحم می‌نماید.و شمابرگشته، در میان عادلان و شریران و در میان کسانی که خدا را خدمت می‌نمایند و کسانی که او را خدمت نمی نمایند، تشخیص خواهید نمود. bible_en_fa I have loved you, saith the LORD. Yet ye say, Wherein hast thou loved us? Was not Esau Jacob's brother? saith the LORD: yet I loved Jacob, و شمابرگشته، در میان عادلان و شریران و در میان کسانی که خدا را خدمت می‌نمایند و کسانی که او را خدمت نمی نمایند، تشخیص خواهید نمود. bible_en_fa And I hated Esau, and laid his mountains and his heritage waste for the dragons of the wilderness. زیرا اینک آن روزی که مثل تنور مشتعل می باشد، خواهد آمد و جمیع متکبران وجمیع بدکاران کاه خواهند بود و یهوه صبایوت می‌گوید: آن روز که می‌آید ایشان را چنان خواهدسوزانید که نه ریشه و نه شاخه‌ای برای ایشان باقی خواهد گذاشت. bible_en_fa Whereas Edom saith, We are impoverished, but we will return and build the desolate places; thus saith the LORD of hosts, They shall build, but I will throw down; and they shall call them, The border of wickedness, and, The people against whom the LORD hath indignation for ever. اما برای شما که از اسم من می‌ترسید آفتاب عدالت طلوع خواهد کرد و بربالهای وی شفا خواهد بود و شما بیرون آمده، مانند گوساله های پرواری جست و خیز خواهیدکرد. bible_en_fa And your eyes shall see, and ye shall say, The LORD will be magnified from the border of Israel. و یهوه صبایوت می‌گوید: شریران راپایمال خواهید نمود زیرا در آن روزی که من تعیین نموده‌ام، ایشان زیر کف پایهای شماخاکستر خواهند بود. bible_en_fa A son honoureth his father, and a servant his master: if then I be a father, where is mine honour? and if I be a master, where is my fear? saith the LORD of hosts unto you, O priests, that despise my name. And ye say, Wherein have we despised thy name? تورات بنده من موسی راکه آن را با فرایض و احکام به جهت تمامی اسرائیل در حوریب امر فرمودم بیاد آورید.اینک من ایلیای نبی را قبل از رسیدن روز عظیم و مهیب خداوند نزد شما خواهم فرستاد. bible_en_fa Ye offer polluted bread upon mine altar; and ye say, Wherein have we polluted thee? In that ye say, The table of the LORD is contemptible. اینک من ایلیای نبی را قبل از رسیدن روز عظیم و مهیب خداوند نزد شما خواهم فرستاد. bible_en_fa And if ye offer the blind for sacrifice, is it not evil? and if ye offer the lame and sick, is it not evil? offer it now unto thy governor; will he be pleased with thee, or accept thy person? saith the LORD of hosts. کتاب نسب نامه عیسی مسیح بن داود بن ابراهیم: bible_en_fa And now, I pray you, beseech God that he will be gracious unto us: this hath been by your means: will he regard your persons? saith the LORD of hosts. ابراهیم اسحاق را آورد و اسحاق یعقوب را آورد و یعقوب یهودا و برادران او راآورد. bible_en_fa Who is there even among you that would shut the doors for nought? neither do ye kindle fire on mine altar for nought. I have no pleasure in you, saith the LORD of hosts, neither will I accept an offering at your hand. و یهودا، فارص و زارح را از تامار آورد وفارص، حصرون را آورد و حصرون، ارام را آورد. bible_en_fa For from the rising of the sun even unto the going down of the same my name shall be great among the Gentiles; and in every place incense shall be offered unto my name, and a pure offering: for my name shall be great among the heathen, saith the LORD of hosts. و ارام، عمیناداب را آورد و عمیناداب، نحشون را آورد و نحشون، شلمون را آورد. bible_en_fa But ye have profaned it, in that ye say, The table of the LORD is polluted; and the fruit thereof, even his meat, is contemptible. وشلمون، بوعز را از راحاب آورد و بوعز، عوبیدرا از راعوت آورد و عوبید، یسا را آورد. bible_en_fa Ye said also, Behold, what a weariness is it! and ye have snuffed at it, saith the LORD of hosts; and ye brought that which was torn, and the lame, and the sick; thus ye brought an offering: should I accept this of your hand? saith the LORD. ویسا داود پادشاه را آورد و داود پادشاه، سلیمان را از زن اوریا آورد. bible_en_fa But cursed be the deceiver, which hath in his flock a male, and voweth, and sacrificeth unto the LORD a corrupt thing: for I am a great King, saith the LORD of hosts, and my name is dreadful among the heathen. و سلیمان، رحبعام را آورد و رحبعام، ابیا را آورد و ابیا، آسا راآورد. bible_en_fa And now, O ye priests, this commandment is for you. و آسا، یهوشافاط را آورد و یهوشافاط، یورام را آورد و یورام، عزیا را آورد. bible_en_fa If ye will not hear, and if ye will not lay it to heart, to give glory unto my name, saith the LORD of hosts, I will even send a curse upon you, and I will curse your blessings: yea, I have cursed them already, because ye do not lay it to heart. و عزیا، یوتام را آورد و یوتام، احاز را آورد و احاز، حزقیا را آورد. bible_en_fa Behold, I will corrupt your seed, and spread dung upon your faces, even the dung of your solemn feasts; and one shall take you away with it. و حزقیا، منسی را آورد ومنسی، آمون را آورد و آمون، یوشیا را آورد. bible_en_fa And ye shall know that I have sent this commandment unto you, that my covenant might be with Levi, saith the LORD of hosts. ویوشیا، یکنیا و برادرانش را در زمان جلای بابل آورد. bible_en_fa My covenant was with him of life and peace; and I gave them to him for the fear wherewith he feared me, and was afraid before my name. و بعد از جلای بابل، یکنیا، سالتیئل را آورد و سالتیئیل، زروبابل را آورد. bible_en_fa The law of truth was in his mouth, and iniquity was not found in his lips: he walked with me in peace and equity, and did turn many away from iniquity. زروبابل، ابیهود را آورد و ابیهود، ایلیقایم را آورد و ایلیقایم، عازور را آورد. bible_en_fa For the priest's lips should keep knowledge, and they should seek the law at his mouth: for he is the messenger of the LORD of hosts. و عازور، صادوق را آورد و صادوق، یاکین را آورد و یاکین، ایلیهود را آورد. bible_en_fa But ye are departed out of the way; ye have caused many to stumble at the law; ye have corrupted the covenant of Levi, saith the LORD of hosts. و ایلیهود، ایلعازر را آوردو ایلعازر، متان را آورد و متان، یعقوب راآورد. bible_en_fa Therefore have I also made you contemptible and base before all the people, according as ye have not kept my ways, but have been partial in the law. و یعقوب، یوسف شوهر مریم راآورد که عیسی مسمی به مسیح از او متولدشد. bible_en_fa Have we not all one father? hath not one God created us? why do we deal treacherously every man against his brother, by profaning the covenant of our fathers? پس تمام طبقات، از ابراهیم تا داودچهارده طبقه است، و از داود تا جلای بابل چهارده طبقه، و از جلای بابل تا مسیح چهارده طبقه. bible_en_fa Judah hath dealt treacherously, and an abomination is committed in Israel and in Jerusalem; for Judah hath profaned the holiness of the LORD which he loved, and hath married the daughter of a strange god. اما ولادت عیسی مسیح چنین بود که چون مادرش مریم به یوسف نامزد شده بود، قبل ازآنکه با هم آیند، او را از روح‌القدس حامله یافتند. bible_en_fa The LORD will cut off the man that doeth this, the master and the scholar, out of the tabernacles of Jacob, and him that offereth an offering unto the LORD of hosts. و شوهرش یوسف چونکه مرد صالح بود ونخواست او را عبرت نماید، پس اراده نمود او رابه پنهانی رها کند. bible_en_fa And this have ye done again, covering the altar of the LORD with tears, with weeping, and with crying out, insomuch that he regardeth not the offering any more, or receiveth it with good will at your hand. اما چون او در این چیزهاتفکر می‌کرد، ناگاه فرشته خداوند در خواب بروی ظاهر شده، گفت: «ای یوسف پسر داود، ازگرفتن زن خویش مریم مترس، زیرا که آنچه دروی قرار گرفته است، از روح‌القدس است، bible_en_fa Yet ye say, Wherefore? Because the LORD hath been witness between thee and the wife of thy youth, against whom thou hast dealt treacherously: yet is she thy companion, and the wife of thy covenant. و اوپسری خواهد زایید و نام او را عیسی خواهی نهاد، زیرا که او امت خویش را از گناهانشان خواهد رهانید.» bible_en_fa And did not he make one? Yet had he the residue of the spirit. And wherefore one? That he might seek a godly seed. Therefore take heed to your spirit, and let none deal treacherously against the wife of his youth. و این همه برای آن واقع شد تاکلامی که خداوند به زبان نبی گفته بود، تمام گردد bible_en_fa For the LORD, the God of Israel, saith that he hateth putting away: for one covereth violence with his garment, saith the LORD of hosts: therefore take heed to your spirit, that ye deal not treacherously. «که اینک باکره آبستن شده پسری خواهدزایید و نام او را عمانوئیل خواهند خواند که تفسیرش این است: خدا با ما.» bible_en_fa Ye have wearied the LORD with your words. Yet ye say, Wherein have we wearied him? When ye say, Every one that doeth evil is good in the sight of the LORD, and he delighteth in them; or, Where is the God of judgment? پس چون یوسف از خواب بیدار شد، چنانکه فرشته خداوند بدو امر کرده بود، بعمل آورد و زن خویش را گرفتو تا پسر نخستین خود رانزایید، او را نشناخت؛ و او را عیسی نام نهاد. bible_en_fa Behold, I will send my messenger, and he shall prepare the way before me: and the Lord, whom ye seek, shall suddenly come to this temple, even the messenger of the covenant, whom ye delight in: behold, he shall come, saith the LORD of hosts. و تا پسر نخستین خود رانزایید، او را نشناخت؛ و او را عیسی نام نهاد. bible_en_fa But who may abide the day of his coming? and who shall stand when he appeareth? for he is like a refiner's fire, and like fullers' soap: و چون عیسی در ایام هیرودیس پادشاه دربیت لحم یهودیه تولد یافت، ناگاه مجوسی چند از مشرق به اورشلیم آمده، گفتند: bible_en_fa And he shall sit as a refiner and purifer of silver: and he shall purify the sons of Levi, and purge them as gold and silver, that they may offer unto the LORD an offering in righteousness. «کجاست آن مولود که پادشاه یهود است زیراکه ستاره او را در مشرق دیده‌ایم و برای پرستش او آمده‌ایم؟» bible_en_fa Then shall the offering of Judah and Jerusalem be pleasant unto the LORD, as in the days of old, and as in former years. اما هیرودیس پادشاه چون این راشنید، مضطرب شد و تمام اورشلیم با وی. bible_en_fa And I will come near to you to judgment; and I will be a swift witness against the sorcerers, and against the adulterers, and against false swearers, and against those that oppress the hireling in his wages, the widow, and the fatherless, and that turn aside the stranger from his right, and fear not me, saith the LORD of hosts. پس همه روسای کهنه و کاتبان قوم را جمع کرده، ازایشان پرسید که «مسیح کجا باید متولد شود؟» bible_en_fa For I am the LORD, I change not; therefore ye sons of Jacob are not consumed. بدو گفتند: «در بیت لحم یهودیه زیرا که از نبی چنین مکتوب است: bible_en_fa Even from the days of your fathers ye are gone away from mine ordinances, and have not kept them. Return unto me, and I will return unto you, saith the LORD of hosts. But ye said, Wherein shall we return? و تو‌ای بیت لحم، در زمین یهودا از سایر سرداران یهودا هرگز کوچکترنیستی، زیرا که از تو پیشوایی به ظهور خواهدآمد که قوم من اسرائیل را رعایت خواهد نمود.» bible_en_fa Will a man rob God? Yet ye have robbed me. But ye say, Wherein have we robbed thee? In tithes and offerings. آنگاه هیرودیس مجوسیان را در خلوت خوانده، وقت ظهور ستاره را از ایشان تحقیق کرد. bible_en_fa Ye are cursed with a curse: for ye have robbed me, even this whole nation. پس ایشان را به بیت لحم روانه نموده، گفت: «بروید و از احوال آن طفل بتدقیق تفحص کنید و چون یافتید مرا خبر دهید تا من نیز آمده، او را پرستش نمایم.» bible_en_fa Bring ye all the tithes into the storehouse, that there may be meat in mine house, and prove me now herewith, saith the LORD of hosts, if I will not open you the windows of heaven, and pour you out a blessing, that there shall not be room enough to receive it. چون سخن پادشاه راشنیدند، روانه شدند که ناگاه آن ستاره‌ای که در مشرق دیده بودند، پیش روی ایشان می‌رفت تافوق آنجایی که طفل بود رسیده، بایستاد. bible_en_fa And I will rebuke the devourer for your sakes, and he shall not destroy the fruits of your ground; neither shall your vine cast her fruit before the time in the field, saith the LORD of hosts. وچون ستاره را دیدند، بی‌نهایت شاد و خوشحال گشتند bible_en_fa And all nations shall call you blessed: for ye shall be a delightsome land, saith the LORD of hosts. و به خانه درآمده، طفل را با مادرش مریم یافتند و به روی در‌افتاده، او را پرستش کردند و ذخایر خود را گشوده، هدایای طلا وکندر و مر به وی گذرانیدند. bible_en_fa Your words have been stout against me, saith the LORD. Yet ye say, What have we spoken so much against thee? و چون در خواب وحی بدیشان در‌رسید که به نزد هیرودیس بازگشت نکنند، پس از راه دیگر به وطن خویش مراجعت کردند. bible_en_fa Ye have said, It is vain to serve God: and what profit is it that we have kept his ordinance, and that we have walked mournfully before the LORD of hosts? و چون ایشان روانه شدند، ناگاه فرشته خداوند در خواب به یوسف ظاهر شده، گفت: «برخیز و طفل و مادرش را برداشته به مصر فرارکن و در آنجا باش تا به تو خبر دهم، زیرا که هیرودیس طفل را جستجو خواهد کرد تا او راهلاک نماید.» bible_en_fa And now we call the proud happy; yea, they that work wickedness are set up; yea, they that tempt God are even delivered. پس شبانگاه برخاسته، طفل ومادر او را برداشته، بسوی مصر روانه شد bible_en_fa Then they that feared the LORD spake often one to another: and the LORD hearkened, and heard it, and a book of remembrance was written before him for them that feared the LORD, and that thought upon his name. و تاوفات هیرودیس در آنجا بماند، تا کلامی که خداوند به زبان نبی گفته بود تمام گردد که «ازمصر پسر خود را خواندم.» bible_en_fa And they shall be mine, saith the LORD of hosts, in that day when I make up my jewels; and I will spare them, as a man spareth his own son that serveth him. چون هیرودیس دید که مجوسیان او را سخریه نموده‌اند، بسیارغضبناک شده، فرستاد و جمیع اطفالی را که دربیت لحم و تمام نواحی آن بودند، از دو ساله وکمتر موافق وقتی که از مجوسیان تحقیق نموده بود، به قتل رسانید. bible_en_fa Then shall ye return, and discern between the righteous and the wicked, between him that serveth God and him that serveth him not. آنگاه کلامی که به زبان ارمیای نبی گفته شده بود، تمام شد: «آوازی دررامه شنیده شد، گریه و زاری و ماتم عظیم که راحیل برای فرزندان خود گریه می‌کند و تسلی نمی پذیرد زیرا که نیستند.» bible_en_fa For, behold, the day cometh, that shall burn as an oven; and all the proud, yea, and all that do wickedly, shall be stubble: and the day that cometh shall burn them up, saith the LORD of hosts, that it shall leave them neither root nor branch. اما چون هیرودیس وفات یافت، ناگاه فرشته خداوند در مصر به یوسف در خواب ظاهرشده، گفت: bible_en_fa But unto you that fear my name shall the Sun of righteousness arise with healing in his wings; and ye shall go forth, and grow up as calves of the stall. «برخیز و طفل و مادرش رابرداشته، به زمین اسرائیل روانه شو زیرا آنانی که قصد جان طفل داشتند فوت شدند.» bible_en_fa And ye shall tread down the wicked; for they shall be ashes under the soles of your feet in the day that I shall do this, saith the LORD of hosts. پس برخاسته، طفل و مادر او را برداشت و به زمین اسرائیل آمد. bible_en_fa Remember ye the law of Moses my servant, which I commanded unto him in Horeb for all Israel, with the statutes and judgments. اما چون شنید که ارکلاوس به‌جای پدر خود هیرودیس بر یهودیه پادشاهی می‌کند، از رفتن بدان سمت ترسید و در خواب وحی یافته، به نواحی جلیل برگشت.و آمده در بلده‌ای مسمی به ناصره ساکن شد، تا آنچه به زبان انبیا گفته شده بود تمام شود که «به ناصری خوانده خواهد شد.» bible_en_fa Behold, I will send you Elijah the prophet before the coming of the great and dreadful day of the LORD: و آمده در بلده‌ای مسمی به ناصره ساکن شد، تا آنچه به زبان انبیا گفته شده بود تمام شود که «به ناصری خوانده خواهد شد.» bible_en_fa And he shall turn the heart of the fathers to the children, and the heart of the children to their fathers, lest I come and smite the earth with a curse. و در آن ایام، یحیی تعمید‌دهنده در بیابان یهودیه ظاهر شد و موعظه کرده، می‌گفت: bible_en_fa The book of the generation of Jesus Christ, the son of David, the son of Abraham. «توبه کنید، زیرا ملکوت آسمان نزدیک است.» bible_en_fa Abraham begat Isaac; and Isaac begat Jacob; and Jacob begat Judas and his brethren; زیرا همین است آنکه اشعیای نبی از او خبرداده، می‌گوید: «صدای ندا کننده‌ای در بیابان که راه خداوند را مهیا سازید و طرق او را راست نمایید.» bible_en_fa And Judas begat Phares and Zara of Thamar; and Phares begat Esrom; and Esrom begat Aram; و این یحیی لباس از پشم شترمی داشت، و کمربند چرمی بر کمر و خوراک او ازملخ و عسل بری می‌بود. bible_en_fa And Aram begat Aminadab; and Aminadab begat Naasson; and Naasson begat Salmon; در این وقت، اورشلیم و تمام یهودیه وجمیع حوالی اردن نزد او بیرون می‌آمدند، bible_en_fa And Salmon begat Booz of Rachab; and Booz begat Obed of Ruth; and Obed begat Jesse; و به گناهان خود اعتراف کرده، در اردن از وی تعمیدمی یافتند. bible_en_fa And Jesse begat David the king; and David the king begat Solomon of her that had been the wife of Urias; پس چون بسیاری از فریسیان و صدوقیان رادید که بجهت تعمید وی می‌آیند، بدیشان گفت: «ای افعی‌زادگان، که شما را اعلام کرد که از غضب آینده بگریزید؟ bible_en_fa And Solomon begat Roboam; and Roboam begat Abia; and Abia begat Asa; اکنون ثمره شایسته توبه بیاورید، bible_en_fa And Asa begat Josaphat; and Josaphat begat Joram; and Joram begat Ozias; و این سخن را به‌خاطر خود راه مدهیدکه پدر ما ابراهیم است، زیرا به شما می‌گویم خداقادر است که از این سنگها فرزندان برای ابراهیم برانگیزاند. bible_en_fa And Ozias begat Joatham; and Joatham begat Achaz; and Achaz begat Ezekias; و الحال تیشه بر ریشه درختان نهاده شده است، پس هر درختی که ثمره نیکونیاورد، بریده و در آتش افکنده شود. bible_en_fa And Ezekias begat Manasses; and Manasses begat Amon; and Amon begat Josias; من شمارا به آب به جهت توبه تعمید می‌دهم. لکن او که بعد از من می‌آید از من تواناتر است که لایق برداشتن نعلین او نیستم؛ او شما را به روح‌القدس و آتش تعمید خواهد داد. bible_en_fa And Josias begat Jechonias and his brethren, about the time they were carried away to Babylon: او غربال خود را دردست دارد و خرمن خود را نیکو پاک کرده، گندم خویش را در انبار ذخیره خواهد نمود، ولی کاه رادر آتشی که خاموشی نمی پذیرد خواهدسوزانید.» bible_en_fa And after they were brought to Babylon, Jechonias begat Salathiel; and Salathiel begat Zorobabel; آنگاه عیسی از جلیل به اردن نزد یحیی آمدتا از او تعمید یابد. bible_en_fa And Zorobabel begat Abiud; and Abiud begat Eliakim; and Eliakim begat Azor; اما یحیی او را منع نموده، گفت: «من احتیاج دارم که از تو تعمید یابم و تونزد من می‌آیی؟» bible_en_fa And Azor begat Sadoc; and Sadoc begat Achim; and Achim begat Eliud; عیسی در جواب وی گفت: «الان بگذارزیرا که ما را همچنین مناسب است تا تمام عدالت را به‌کمال رسانیم.» bible_en_fa And Eliud begat Eleazar; and Eleazar begat Matthan; and Matthan begat Jacob; اما عیسی چون تعمیدیافت، فور از آب برآمد که در ساعت آسمان بروی گشاده شد و روح خدا را دید که مثل کبوتری نزول کرده، بر وی می‌آید.آنگاه خطابی ازآسمان در‌رسید که «این است پسر حبیب من که ازاو خشنودم.» bible_en_fa And Jacob begat Joseph the husband of Mary, of whom was born Jesus, who is called Christ. آنگاه خطابی ازآسمان در‌رسید که «این است پسر حبیب من که ازاو خشنودم.» bible_en_fa So all the generations from Abraham to David are fourteen generations; and from David until the carrying away into Babylon are fourteen generations; and from the carrying away into Babylon unto Christ are fourteen generations. آنگاه عیسی به‌دست روح به بیابان برده شدتا ابلیس او را تجربه نماید. bible_en_fa Now the birth of Jesus Christ was on this wise: When as his mother Mary was espoused to Joseph, before they came together, she was found with child of the Holy Ghost. و چون چهل شبانه‌روز روزه داشت، آخر گرسنه گردید. bible_en_fa Then Joseph her husband, being a just man, and not willing to make her a publick example, was minded to put her away privily. پس تجربه کننده نزد او آمده، گفت: «اگر پسر خداهستی، بگو تا این سنگها نان شود.» bible_en_fa But while he thought on these things, behold, the angel of the Lord appeared unto him in a dream, saying, Joseph, thou son of David, fear not to take unto thee Mary thy wife: for that which is conceived in her is of the Holy Ghost. در جواب گفت: «مکتوب است انسان نه محض نان زیست می‌کند، بلکه به هر کلمه‌ای که از دهان خدا صادرگردد.» bible_en_fa And she shall bring forth a son, and thou shalt call his name JESUS: for he shall save his people from their sins. آنگاه ابلیس او را به شهر مقدس برد و برکنگره هیکل برپا داشته، bible_en_fa Now all this was done, that it might be fulfilled which was spoken of the Lord by the prophet, saying, به وی گفت: «اگر پسرخدا هستی، خود را به زیر انداز، زیرا مکتوب است که فرشتگان خود را درباره تو فرمان دهد تاتو را به‌دستهای خود برگیرند، مبادا پایت به سنگی خورد.» bible_en_fa Behold, a virgin shall be with child, and shall bring forth a son, and they shall call his name Emmanuel, which being interpreted is, God with us. عیسی وی را گفت: «و نیزمکتوب است خداوند خدای خود را تجربه مکن.» bible_en_fa Then Joseph being raised from sleep did as the angel of the Lord had bidden him, and took unto him his wife: پس ابلیس او را به کوهی بسیار بلند برد وهمه ممالک جهان و جلال آنها را بدو نشان داده، bible_en_fa And knew her not till she had brought forth her firstborn son: and he called his name JESUS. به وی گفت: «اگر افتاده مرا سجده کنی، همانا این همه را به تو بخشم.» bible_en_fa Now when Jesus was born in Bethlehem of Judaea in the days of Herod the king, behold, there came wise men from the east to Jerusalem, آنگاه عیسی وی راگفت: «دور شو‌ای شیطان، زیرا مکتوب است که خداوند خدای خود را سجده کن و او را فقطعبادت نما.» bible_en_fa Saying, Where is he that is born King of the Jews? for we have seen his star in the east, and are come to worship him. در ساعت ابلیس او را رها کرد واینک فرشتگان آمده، او را پرستاری می‌نمودند. bible_en_fa When Herod the king had heard these things, he was troubled, and all Jerusalem with him. و چون عیسی شنید که یحیی گرفتار شده است، به جلیل روانه شد، bible_en_fa And when he had gathered all the chief priests and scribes of the people together, he demanded of them where Christ should be born. و ناصره را ترک کرده، آمد و به کفرناحوم، به کناره دریا در حدودزبولون و نفتالیم ساکن شد. bible_en_fa And they said unto him, In Bethlehem of Judaea: for thus it is written by the prophet, تا تمام گردد آنچه به زبان اشعیای نبی گفته شده بود bible_en_fa And thou Bethlehem, in the land of Juda, art not the least among the princes of Juda: for out of thee shall come a Governor, that shall rule my people Israel. که «زمین زبولون و زمین نفتالیم، راه دریا آن طرف اردن، جلیل امت‌ها؛ bible_en_fa Then Herod, when he had privily called the wise men, inquired of them diligently what time the star appeared. قومی که در ظلمت ساکن بودند، نوری عظیم دیدند و برنشینندگان دیار موت وسایه آن نوری تابید.» bible_en_fa And he sent them to Bethlehem, and said, Go and search diligently for the young child; and when ye have found him, bring me word again, that I may come and worship him also. از آن هنگام عیسی به موعظه شروع کرد و گفت: «توبه کنید زیراملکوت آسمان نزدیک است.» bible_en_fa When they had heard the king, they departed; and, lo, the star, which they saw in the east, went before them, till it came and stood over where the young child was. و چون عیسی به کناره دریای جلیل می‌خرامید، دو برادر یعنی شمعون مسمی به پطرس و برادرش اندریاس را دید که دامی دردریا می‌اندازند، زیرا صیاد بودند. bible_en_fa When they saw the star, they rejoiced with exceeding great joy. بدیشان گفت: «از عقب من آیید تا شما را صیاد مردم گردانم.» bible_en_fa And when they were come into the house, they saw the young child with Mary his mother, and fell down, and worshipped him: and when they had opened their treasures, they presented unto him gifts; gold, and frankincense, and myrrh. در ساعت دامها را گذارده، از عقب او روانه شدند. bible_en_fa And being warned of God in a dream that they should not return to Herod, they departed into their own country another way. و چون از آنجا گذشت دو برادردیگر یعنی یعقوب، پسر زبدی و برادرش یوحنارا دید که در کشتی با پدر خویش زبدی، دامهای خود را اصلاح می‌کنند؛ ایشان را نیز دعوت نمود. bible_en_fa And when they were departed, behold, the angel of the Lord appeareth to Joseph in a dream, saying, Arise, and take the young child and his mother, and flee into Egypt, and be thou there until I bring thee word: for Herod will seek the young child to destroy him. در حال، کشتی و پدر خود را ترک کرده، از عقب او روانه شدند. bible_en_fa When he arose, he took the young child and his mother by night, and departed into Egypt: و عیسی در تمام جلیل می‌گشت و درکنایس ایشان تعلیم داده، به بشارت ملکوت موعظه همی نمود و هر مرض و هر درد قوم راشفا می‌داد. bible_en_fa And was there until the death of Herod: that it might be fulfilled which was spoken of the Lord by the prophet, saying, Out of Egypt have I called my son. و اسم او در تمام سوریه شهرت یافت، و جمیع مریضانی که به انواع امراض ودردها مبتلا بودند و دیوانگان و مصروعان ومفلوجان را نزد او آوردند، و ایشان را شفا بخشید.و گروهی بسیار از جلیل و دیکاپولس واورشلیم و یهودیه و آن طرف اردن در عقب اوروانه شدند. bible_en_fa Then Herod, when he saw that he was mocked of the wise men, was exceeding wroth, and sent forth, and slew all the children that were in Bethlehem, and in all the coasts thereof, from two years old and under, according to the time which he had diligently inquired of the wise men. و گروهی بسیار از جلیل و دیکاپولس واورشلیم و یهودیه و آن طرف اردن در عقب اوروانه شدند. bible_en_fa Then was fulfilled that which was spoken by Jeremy the prophet, saying, خوشابحالها و گروهی بسیار دیده، بر فراز کوه آمد و وقتی که او بنشست شاگردانش نزد اوحاضر شدند. bible_en_fa In Rama was there a voice heard, lamentation, and weeping, and great mourning, Rachel weeping for her children, and would not be comforted, because they are not. آنگاه دهان خود را گشوده، ایشان را تعلیم داد و گفت: bible_en_fa But when Herod was dead, behold, an angel of the Lord appeareth in a dream to Joseph in Egypt, «خوشابحال مسکینان در روح، زیرا ملکوت آسمان از آن ایشان است. bible_en_fa Saying, Arise, and take the young child and his mother, and go into the land of Israel: for they are dead which sought the young child's life. خوشابحال ماتمیان، زیرا ایشان تسلی خواهند یافت. bible_en_fa And he arose, and took the young child and his mother, and came into the land of Israel. خوشابحال حلیمان، زیرا ایشان وارث زمین خواهند شد. bible_en_fa But when he heard that Archelaus did reign in Judaea in the room of his father Herod, he was afraid to go thither: notwithstanding, being warned of God in a dream, he turned aside into the parts of Galilee: خوشابحال گرسنگان و تشنگان عدالت، زیراایشان سیر خواهندشد. bible_en_fa And he came and dwelt in a city called Nazareth: that it might be fulfilled which was spoken by the prophets, He shall be called a Nazarene. خوشابحال رحم کنندگان، زیرا بر ایشان رحم کرده خواهدشد. bible_en_fa In those days came John the Baptist, preaching in the wilderness of Judaea, خوشابحال پاک دلان، زیرا ایشان خدا راخواهند دید. bible_en_fa And saying, Repent ye: for the kingdom of heaven is at hand. خوشابحال صلح کنندگان، زیراایشان پسران خدا خوانده خواهند شد. bible_en_fa For this is he that was spoken of by the prophet Esaias, saying, The voice of one crying in the wilderness, Prepare ye the way of the Lord, make his paths straight. خوشابحال زحمت کشان برای عدالت، زیراملکوت آسمان از آن ایشان است. bible_en_fa And the same John had his raiment of camel's hair, and a leathern girdle about his loins; and his meat was locusts and wild honey. خوشحال باشید چون شما را فحش گویند و جفا رسانند، وبخاطر من هر سخن بدی بر شما کاذبانه گویند. bible_en_fa Then went out to him Jerusalem, and all Judaea, and all the region round about Jordan, خوش باشید و شادی عظیم نمایید، زیرا اجر شما در آسمان عظیم است زیرا که به همینطور بر انبیای قبل از شما جفامی رسانیدند. bible_en_fa And were baptized of him in Jordan, confessing their sins. «شما نمک جهانید! لیکن اگر نمک فاسدگردد، به کدام چیز باز نمکین شود؟ دیگر مصرفی ندارد جز آنکه بیرون افکنده، پایمال مردم شود. bible_en_fa But when he saw many of the Pharisees and Sadducees come to his baptism, he said unto them, O generation of vipers, who hath warned you to flee from the wrath to come? شما نور عالمید. شهری که بر کوهی بنا شود، نتوان پنهان کرد. bible_en_fa Bring forth therefore fruits meet for repentance: و چراغ را نمی افروزند تا آن را زیر پیمانه نهند، بلکه تا بر چراغدان گذارند؛ آنگاه به همه کسانی که در خانه باشند، روشنایی می‌بخشد. bible_en_fa And think not to say within yourselves, We have Abraham to our father: for I say unto you, that God is able of these stones to raise up children unto Abraham. همچنین بگذارید نور شما بر مردم بتابد تا اعمال نیکوی شما را دیده، پدر شما را که در آسمان است تمجید نمایند. bible_en_fa And now also the axe is laid unto the root of the trees: therefore every tree which bringeth not forth good fruit is hewn down, and cast into the fire. «گمان مبرید که آمده‌ام تا تورات یا صحف انبیا را باطل سازم. نیامده‌ام تا باطل نمایم بلکه تاتمام کنم. bible_en_fa I indeed baptize you with water unto repentance: but he that cometh after me is mightier than I, whose shoes I am not worthy to bear: he shall baptize you with the Holy Ghost, and with fire: زیرا هر آینه به شما می‌گویم، تاآسمان و زمین زایل نشود، همزه یا نقطه‌ای ازتورات هرگز زایل نخواهد شد تا همه واقع شود. bible_en_fa Whose fan is in his hand, and he will throughly purge his floor, and gather his wheat into the garner; but he will burn up the chaff with unquenchable fire. پس هر‌که یکی از این احکام کوچکترین رابشکند و به مردم چنین تعلیم دهد، در ملکوت آسمان کمترین شمرده شود. اما هر‌که بعمل آورد و تعلیم نماید، او در ملکوت آسمان بزرگ خوانده خواهد شد. bible_en_fa Then cometh Jesus from Galilee to Jordan unto John, to be baptized of him. زیرا به شما می‌گویم، تاعدالت شما بر عدالت کاتبان و فریسیان افزون نشود، به ملکوت آسمان هرگز داخل نخواهیدشد. bible_en_fa But John forbad him, saying, I have need to be baptized of thee, and comest thou to me? «شنیده‌اید که به اولین گفته شده است "قتل مکن و هر‌که قتل کند سزاوار حکم شود." bible_en_fa And Jesus answering said unto him, Suffer it to be so now: for thus it becometh us to fulfil all righteousness. Then he suffered him. لیکن من به شما می‌گویم، هر‌که به برادر خود بی‌سبب خشم گیرد، مستوجب حکم باشد و هر‌که برادرخود را راقا گوید، مستوجب قصاص باشد و هرکه احمق گوید، مستحق آتش جهنم بود. bible_en_fa And Jesus, when he was baptized, went up straightway out of the water: and, lo, the heavens were opened unto him, and he saw the Spirit of God descending like a dove, and lighting upon him: پس هرگاه هدیه خود را به قربانگاه ببری و آنجا به‌خاطرت آید که برادرت بر تو حقی دارد، bible_en_fa And lo a voice from heaven, saying, This is my beloved Son, in whom I am well pleased. هدیه خود را پیش قربانگاه واگذار و رفته، اول با برادرخویش صلح نما و بعد آمده، هدیه خود رابگذران. bible_en_fa Then was Jesus led up of the Spirit into the wilderness to be tempted of the devil. با مدعی خود مادامی که با وی در راه هستی صلح کن، مبادا مدعی، تو را به قاضی سپارد و قاضی، تو را به داروغه تسلیم کند و در زندان افکنده شوی. bible_en_fa And when he had fasted forty days and forty nights, he was afterward an hungred. هرآینه به تو می‌گویم، که تا فلس آخر را ادا نکنی، هرگز از آنجا بیرون نخواهی آمد. bible_en_fa And when the tempter came to him, he said, If thou be the Son of God, command that these stones be made bread. «شنیده‌اید که به اولین گفته شده است "زنامکن." bible_en_fa But he answered and said, It is written, Man shall not live by bread alone, but by every word that proceedeth out of the mouth of God. لیکن من به شما می‌گویم، هر کس به زنی نظر شهوت اندازد، همان دم در دل خود با او زناکرده است. bible_en_fa Then the devil taketh him up into the holy city, and setteth him on a pinnacle of the temple, پس اگر چشم راستت تو رابلغزاند، قلعش کن و از خود دور انداز زیرا تو رابهتر آن است که عضوی از اعضایت تباه گردد، ازآنکه تمام بدنت در جهنم افکنده شود. bible_en_fa And saith unto him, If thou be the Son of God, cast thyself down: for it is written, He shall give his angels charge concerning thee: and in their hands they shall bear thee up, lest at any time thou dash thy foot against a stone. و اگردست راستت تو را بلغزاند، قطعش کن و از خوددور انداز، زیرا تو را مفیدتر آن است که عضوی ازاعضای تو نابود شود، از آنکه کل جسدت دردوزخ افکنده شود. bible_en_fa Jesus said unto him, It is written again, Thou shalt not tempt the Lord thy God. «و گفته شده است هر‌که از زن خودمفارقت جوید، طلاق نامه‌ای بدو بدهد. bible_en_fa Again, the devil taketh him up into an exceeding high mountain, and sheweth him all the kingdoms of the world, and the glory of them; لیکن من به شما می‌گویم، هر کس بغیر علت زنا، زن خود را از خود جدا کند باعث زنا کردن اومی باشد، و هر‌که زن مطلقه را نکاح کند، زنا کرده باشد. bible_en_fa And saith unto him, All these things will I give thee, if thou wilt fall down and worship me. «باز شنیده‌اید که به اولین گفته شده است که "قسم دروغ مخور، بلکه قسم های خود را به خداوند وفا کن." bible_en_fa Then saith Jesus unto him, Get thee hence, Satan: for it is written, Thou shalt worship the Lord thy God, and him only shalt thou serve. لیکن من به شما می‌گویم، هرگز قسم مخورید، نه به آسمان زیرا که عرش خداست، bible_en_fa Then the devil leaveth him, and, behold, angels came and ministered unto him. و نه به زمین زیرا که پای انداز اواست، و نه به ارشلیم زیرا که شهر پادشاه عظیم است، bible_en_fa Now when Jesus had heard that John was cast into prison, he departed into Galilee; و نه به‌سر خود قسم یاد کن، زیرا که مویی را سفید یا سیاه نمی توانی کرد. bible_en_fa And leaving Nazareth, he came and dwelt in Capernaum, which is upon the sea coast, in the borders of Zabulon and Nephthalim: بلکه سخن شما بلی بلی و نی نی باشد زیرا که زیاده براین از شریر است. bible_en_fa That it might be fulfilled which was spoken by Esaias the prophet, saying, «شنیده‌اید که گفته شده است."چشمی به چشمی و دندانی به دندانی " bible_en_fa The land of Zabulon, and the land of Nephthalim, by the way of the sea, beyond Jordan, Galilee of the Gentiles; لیکن من به شمامی گویم، با شریر مقاومت مکنید بلکه هر‌که بررخساره راست تو طپانچه زند، دیگری را نیز به سوی او بگردان، bible_en_fa The people which sat in darkness saw great light; and to them which sat in the region and shadow of death light is sprung up. و اگر کسی خواهد با تو دعواکند و قبای تو را بگیرد، عبای خود را نیز بدوواگذار، bible_en_fa From that time Jesus began to preach, and to say, Repent: for the kingdom of heaven is at hand. و هرگاه کسی تو را برای یک میل مجبور سازد، دو میل همراه او برو. bible_en_fa And Jesus, walking by the sea of Galilee, saw two brethren, Simon called Peter, and Andrew his brother, casting a net into the sea: for they were fishers. هر کس ازتو سوال کند، بدو ببخش و از کسی‌که قرض از توخواهد، روی خود را مگردان.» bible_en_fa And he saith unto them, Follow me, and I will make you fishers of men. «شنیده‌اید که گفته شده است "همسایه خورا محبت نما و با دشمن خود عداوت کن." bible_en_fa And they straightway left their nets, and followed him. امامن به شما می‌گویم که دشمنان خود را محبت نمایید و برای لعن کنندگان خود برکت بطلبید و به آنانی که از شما نفرت کنند، احسان کنید و به هرکه به شما فحش دهد و جفا رساند، دعای خیرکنید، bible_en_fa And going on from thence, he saw other two brethren, James the son of Zebedee, and John his brother, in a ship with Zebedee their father, mending their nets; and he called them. تا پدر خود را که در آسمان است پسران شوید، زیرا که آفتاب خود را بر بدان و نیکان طالع می‌سازد و باران بر عادلان و ظالمان می‌باراند. bible_en_fa And they immediately left the ship and their father, and followed him. زیرا هرگاه آنانی را محبت نمایید که شما رامحبت می‌نمایند، چه اجر دارید؟ آیا باجگیران چنین نمی کنند؟ bible_en_fa And Jesus went about all Galilee, teaching in their synagogues, and preaching the gospel of the kingdom, and healing all manner of sickness and all manner of disease among the people. و هرگاه برادران خود را فقطسلام گویید چه فضیلت دارید؟ آیا باجگیران چنین نمی کنند؟پس شما کامل باشید چنانکه پدر شما که در آسمان است کامل است. bible_en_fa And his fame went throughout all Syria: and they brought unto him all sick people that were taken with divers diseases and torments, and those which were possessed with devils, and those which were lunatick, and those that had the palsy; and he healed them. پس شما کامل باشید چنانکه پدر شما که در آسمان است کامل است. bible_en_fa And there followed him great multitudes of people from Galilee, and from Decapolis, and from Jerusalem, and from Judaea, and from beyond Jordan. «زنهار عدالت خود را پیش مردم به‌جامیاورید تا شما را ببینند و الا نزد پدر خودکه در آسمان است، اجری ندارید. bible_en_fa And seeing the multitudes, he went up into a mountain: and when he was set, his disciples came unto him: پس چون صدقه دهی، پیش خود کرنا منواز چنانکه ریاکاران در کنایس و بازارها می‌کنند، تا نزد مردم اکرام یابند. هرآینه به شما می‌گویم اجر خود رایافته‌اند. bible_en_fa And he opened his mouth, and taught them, saying, بلکه تو چون صدقه دهی، دست چپ تو از آنچه دست راستت می‌کند مطلع نشود، bible_en_fa Blessed are the poor in spirit: for theirs is the kingdom of heaven. تاصدقه تو در نهان باشد و پدر نهان بین تو، تو راآشکارا اجر خواهد داد. bible_en_fa Blessed are they that mourn: for they shall be comforted. «و چون عبادت کنی، مانند ریاکاران مباش زیرا خوش دارند که در کنایس و گوشه های کوچه‌ها ایستاده، نماز گذارند تا مردم ایشان راببینند. هرآینه به شما می‌گویم اجر خود راتحصیل نموده‌اند. bible_en_fa Blessed are the meek: for they shall inherit the earth. لیکن تو چون عبادت کنی، به حجره خود داخل شو و در را بسته، پدر خود راکه در نهان است عبادت نما؛ و پدر نهان بین تو، تو را آشکارا جزا خواهد داد. bible_en_fa Blessed are they which do hunger and thirst after righteousness: for they shall be filled. و چون عبادت کنید، مانند امت‌ها تکرار باطل مکنید زیرا ایشان گمان می‌برند که به‌سبب زیاد گفتن مستجاب می‌شوند. bible_en_fa Blessed are the merciful: for they shall obtain mercy. پس مثل ایشان مباشید زیرا که پدر شماحاجات شما را می‌داند پیش از آنکه از او سوال کنید. bible_en_fa Blessed are the pure in heart: for they shall see God. «پس شما به اینطور دعا کنید: "ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد. bible_en_fa Blessed are the peacemakers: for they shall be called the children of God. ملکوت تو بیاید. اراده تو چنانکه در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود. bible_en_fa Blessed are they which are persecuted for righteousness' sake: for theirs is the kingdom of heaven. نان کفاف ما را امروز به ما بده. bible_en_fa Blessed are ye, when men shall revile you, and persecute you, and shall say all manner of evil against you falsely, for my sake. و قرض های ما را ببخش چنانکه ما نیزقرضداران خود را می‌بخشیم. bible_en_fa Rejoice, and be exceeding glad: for great is your reward in heaven: for so persecuted they the prophets which were before you. و ما را در آزمایش میاور، بلکه از شریر ما رارهایی ده. bible_en_fa Ye are the salt of the earth: but if the salt have lost his savour, wherewith shall it be salted? it is thenceforth good for nothing, but to be cast out, and to be trodden under foot of men. «زیرا هرگاه تقصیرات مردم را بدیشان بیامرزید، پدر آسمانی شما، شما را نیز خواهدآمرزید. bible_en_fa Ye are the light of the world. A city that is set on an hill cannot be hid. اما اگر تقصیرهای مردم را نیامرزید، پدر شما هم تقصیرهای شما را نخواهد آمرزید. bible_en_fa Neither do men light a candle, and put it under a bushel, but on a candlestick; and it giveth light unto all that are in the house. «اما چون روزه‌دارید، مانند ریاکاران ترشرو مباشید زیرا که صورت خویش را تغییرمی دهند تا در نظر مردم روزه‌دار نمایند. هرآینه به شما می‌گویم اجر خود را یافته‌اند. bible_en_fa Let your light so shine before men, that they may see your good works, and glorify your Father which is in heaven. لیکن توچون روزه‌داری، سر خود را تدهین کن و روی خود را بشوی bible_en_fa Think not that I am come to destroy the law, or the prophets: I am not come to destroy, but to fulfil. تا در نظر مردم روزه‌دار ننمایی، بلکه در حضور پدرت که در نهان است؛ و پدر نهان بین تو، تو را آشکارا جزا خواهد داد. bible_en_fa For verily I say unto you, Till heaven and earth pass, one jot or one tittle shall in no wise pass from the law, till all be fulfilled. «گنجها برای خود بر زمین نیندوزید، جایی که بید و زنگ زیان می‌رساند و جایی که دزدان نقب می‌زنند و دزدی می‌نمایند. bible_en_fa Whosoever therefore shall break one of these least commandments, and shall teach men so, he shall be called the least in the kingdom of heaven: but whosoever shall do and teach them, the same shall be called great in the kingdom of heaven. بلکه گنجهابجهت خود در آسمان بیندوزید، جایی که بید وزنگ زیان نمی رساند و جایی که دزدان نقب نمی زنند و دزدی نمی کنند. bible_en_fa For I say unto you, That except your righteousness shall exceed the righteousness of the scribes and Pharisees, ye shall in no case enter into the kingdom of heaven. زیرا هرجا گنج تواست دل تو نیز در آنجا خواهد بود. bible_en_fa Ye have heard that it was said by them of old time, Thou shalt not kill; and whosoever shall kill shall be in danger of the judgment: «چراغ بدن چشم است؛ پس هرگاه چشمت بسیط باشد تمام بدنت روشن بود؛ bible_en_fa But I say unto you, That whosoever is angry with his brother without a cause shall be in danger of the judgment: and whosoever shall say to his brother, Raca, shall be in danger of the council: but whosoever shall say, Thou fool, shall be in danger of hell fire. امااگر چشم تو فاسد است، تمام جسدت تاریک می‌باشد. پس اگر نوری که در تو است ظلمت باشد، چه ظلمت عظیمی است! bible_en_fa Therefore if thou bring thy gift to the altar, and there rememberest that thy brother hath ought against thee; «هیچ‌کس دو آقا را خدمت نمی تواند کرد، زیرا یا از یکی نفرت دارد و با دیگری محبت، و یابه یکی می‌چسبد و دیگر را حقیر می‌شمارد. محال است که خدا و ممونا را خدمت کنید. bible_en_fa Leave there thy gift before the altar, and go thy way; first be reconciled to thy brother, and then come and offer thy gift. «بنابراین به شما می‌گویم، از بهر جان خوداندیشه مکنید که چه خورید یا چه آشامید و نه برای بدن خود که چه بپوشید. آیا جان، از خوراک و بدن از پوشاک بهتر نیست؟ bible_en_fa Agree with thine adversary quickly, whiles thou art in the way with him; lest at any time the adversary deliver thee to the judge, and the judge deliver thee to the officer, and thou be cast into prison. مرغان هوا را نظرکنید که نه می‌کارند و نه می‌دروند و نه در انبارهاذخیره می‌کنند و پدر آسمانی شما آنها رامی پروراند. آیا شما از آنها بمراتب بهتر نیستید؟ bible_en_fa Verily I say unto thee, Thou shalt by no means come out thence, till thou hast paid the uttermost farthing. و کیست از شما که به تفکر بتواند ذراعی برقامت خود افزاید؟ bible_en_fa Ye have heard that it was said by them of old time, Thou shalt not commit adultery: و برای لباس چرا می اندیشید؟ در سوسنهای چمن تامل کنید، چگونه نمو می‌کنند! نه محنت می‌کشند و نه می‌ریسند! bible_en_fa But I say unto you, That whosoever looketh on a woman to lust after her hath committed adultery with her already in his heart. لیکن به شما می‌گویم سلیمان هم باهمه جلال خود چون یکی از آنها آراسته نشد. bible_en_fa And if thy right eye offend thee, pluck it out, and cast it from thee: for it is profitable for thee that one of thy members should perish, and not that thy whole body should be cast into hell. پس اگر خدا علف صحرا را که امروز هست وفردا در تنور افکنده می‌شود چنین بپوشاند، ای کم‌ایمانان آیا نه شما را از طریق اولی؟ bible_en_fa And if thy right hand offend thee, cut if off, and cast it from thee: for it is profitable for thee that one of thy members should perish, and not that thy whole body should be cast into hell. پس اندیشه مکنید و مگویید چه بخوریم یا چه بنوشیم یا چه بپوشیم. bible_en_fa It hath been said, Whosoever shall put away his wife, let him give her a writing of divorcement: زیرا که در طلب جمیع این چیزها امت‌ها می‌باشند. اما پدر آسمانی شمامی داند که بدین همه‌چیز احتیاج دارید. bible_en_fa But I say unto you, That whosoever shall put away his wife, saving for the cause of fornication, causeth her to commit adultery: and whosoever shall marry her that is divorced committeth adultery. لیکن اول ملکوت خدا و عدالت او را بطلبید که این همه برای شما مزید خواهد شد.پس در اندیشه فردا مباشید زیرا فردا اندیشه خود را خواهد کرد. بدی امروز برای امروز کافی است. bible_en_fa Again, ye have heard that it hath been said by them of old time, Thou shalt not forswear thyself, but shalt perform unto the Lord thine oaths: پس در اندیشه فردا مباشید زیرا فردا اندیشه خود را خواهد کرد. بدی امروز برای امروز کافی است. bible_en_fa But I say unto you, Swear not at all; neither by heaven; for it is God's throne: «حکم مکنید تا بر شما حکم نشود. bible_en_fa Nor by the earth; for it is his footstool: neither by Jerusalem; for it is the city of the great King. زیرابدان طریقی که حکم کنید بر شما نیز حکم خواهد شد و بدان پیمانه‌ای که پیمایید برای شماخواهند پیمود. bible_en_fa Neither shalt thou swear by thy head, because thou canst not make one hair white or black. و چون است که خس را درچشم برادر خود می‌بینی و چوبی را که چشم خود داری نمی یابی؟ bible_en_fa But let your communication be, Yea, yea; Nay, nay: for whatsoever is more than these cometh of evil. یا چگونه به برادر خودمی گویی "اجازت ده تا خس را از چشمت بیرون کنم " و اینک چوب در چشم تو است؟ bible_en_fa Ye have heard that it hath been said, An eye for an eye, and a tooth for a tooth: ‌ای ریاکار، اول چوب را از چشم خود بیرون کن، آنگاه نیک خواهی دید تا خس را از چشم برادرت بیرون کنی! bible_en_fa But I say unto you, That ye resist not evil: but whosoever shall smite thee on thy right cheek, turn to him the other also. «آنچه مقدس است، به سگان مدهید و نه مرواریدهای خود را پیش گرازان اندازید، مباداآنها را پایمال کنند و برگشته، شما را بدرند. bible_en_fa And if any man will sue thee at the law, and take away thy coat, let him have thy cloke also. «سوال کنید که به شما داده خواهد شد؛ بطلبید که خواهید یافت؛ بکوبید که برای شما بازکرده خواهد شد. bible_en_fa And whosoever shall compel thee to go a mile, go with him twain. زیرا هر‌که سوال کند، یابد وکسی‌که بطلبد دریافت کند و هر‌که بکوبد برای اوگشاده خواهد شد. bible_en_fa Give to him that asketh thee, and from him that would borrow of thee turn not thou away. و کدام آدمی است از شما که پسرش نانی از او خواهد و سنگی بدو دهد؟ bible_en_fa Ye have heard that it hath been said, Thou shalt love thy neighbour, and hate thine enemy. یااگر ماهی خواهد ماری بدو بخشد؟ bible_en_fa But I say unto you, Love your enemies, bless them that curse you, do good to them that hate you, and pray for them which despitefully use you, and persecute you; پس هرگاه شما که شریر هستید، دادن بخشش های نیکو را به اولاد خود می‌دانید، چقدر زیاده پدر شما که درآسمان است چیزهای نیکو را به آنانی که از اوسوال می‌کنند خواهد بخشید! bible_en_fa That ye may be the children of your Father which is in heaven: for he maketh his sun to rise on the evil and on the good, and sendeth rain on the just and on the unjust. لهذا آنچه خواهید که مردم به شما کنند، شما نیز بدیشان همچنان کنید، زیرا این است تورات و صحف انبیا. bible_en_fa For if ye love them which love you, what reward have ye? do not even the publicans the same? «از در تنگ داخل شوید. زیرا فراخ است آن در و وسیع است آن طریقی که مودی به هلاکت است و آنانی که بدان داخل می‌شوندبسیارند. bible_en_fa And if ye salute your brethren only, what do ye more than others? do not even the publicans so? زیرا تنگ است آن در و دشوار است آن طریقی که مودی به حیات‌است و یابندگان آن کمند. bible_en_fa Be ye therefore perfect, even as your Father which is in heaven is perfect. «اما از انبیای کذبه احتراز کنید، که به لباس میشها نزد شما می‌آیند ولی در باطن، گرگان درنده می‌باشند. bible_en_fa Take heed that ye do not your alms before men, to be seen of them: otherwise ye have no reward of your Father which is in heaven. ایشان را از میوه های ایشان خواهید شناخت. آیا انگور را از خار و انجیر را ازخس می‌چینند؟ bible_en_fa Therefore when thou doest thine alms, do not sound a trumpet before thee, as the hypocrites do in the synagogues and in the streets, that they may have glory of men. Verily I say unto you, They have their reward. همچنین هر درخت نیکو، میوه نیکو می‌آورد و درخت بد، میوه بد می‌آورد. bible_en_fa But when thou doest alms, let not thy left hand know what thy right hand doeth: نمی تواند درخت خوب میوه بد آورد، و نه درخت بد میوه نیکو آورد. bible_en_fa That thine alms may be in secret: and thy Father which seeth in secret himself shall reward thee openly. هر درختی که میوه نیکو نیاورد، بریده و در آتش افکنده شود. bible_en_fa And when thou prayest, thou shalt not be as the hypocrites are: for they love to pray standing in the synagogues and in the corners of the streets, that they may be seen of men. Verily I say unto you, They have their reward. لهذا از میوه های ایشان، ایشان را خواهیدشناخت. bible_en_fa But thou, when thou prayest, enter into thy closet, and when thou hast shut thy door, pray to thy Father which is in secret; and thy Father which seeth in secret shall reward thee openly. «نه هر‌که مرا "خداوند، خداوند" گویدداخل ملکوت آسمان گردد، بلکه آنکه اراده پدرمرا که در آسمان است به‌جا آورد. bible_en_fa But when ye pray, use not vain repetitions, as the heathen do: for they think that they shall be heard for their much speaking. بسا در آن روز مرا خواهند گفت: "خداوندا، خداوندا، آیا به نام تو نبوت ننمودیم و به اسم تو دیوها را اخراج نکردیم و به نام تو معجزات بسیار ظاهرنساختیم؟" bible_en_fa Be not ye therefore like unto them: for your Father knoweth what things ye have need of, before ye ask him. آنگاه به ایشان صریح خواهم گفت که "هرگز شما را نشناختم! ای بدکاران از من دور شوید!" bible_en_fa After this manner therefore pray ye: Our Father which art in heaven, Hallowed be thy name. «پس هر‌که این سخنان مرا بشنود و آنها رابه‌جا آرد، او را به مردی دانا تشبیه می‌کنم که خانه خود را بر سنگ بنا کرد. bible_en_fa Thy kingdom come. Thy will be done in earth, as it is in heaven. و باران باریده، سیلابهاروان گردید و بادها وزیده، بدان خانه زورآور شدو خراب نگردید زیرا که بر سنگ بنا شده بود. bible_en_fa Give us this day our daily bread. وهر‌که این سخنان مرا شنیده، به آنها عمل نکرد، به مردی نادان ماند که خانه خود را بر ریگ بنا نهاد. bible_en_fa And forgive us our debts, as we forgive our debtors. و باران باریده، سیلابها جاری شد و بادهاوزیده، بدان خانه زور آورد و خراب گردید وخرابی آن عظیم بود.» bible_en_fa And lead us not into temptation, but deliver us from evil: For thine is the kingdom, and the power, and the glory, for ever. Amen. و چون عیسی این سخنان را ختم کرد آن گروه از تعلیم او در حیرت افتادند،زیرا که ایشان را چون صاحب قدرت تعلیم می‌داد و نه مثل کاتبان. bible_en_fa For if ye forgive men their trespasses, your heavenly Father will also forgive you: زیرا که ایشان را چون صاحب قدرت تعلیم می‌داد و نه مثل کاتبان. bible_en_fa But if ye forgive not men their trespasses, neither will your Father forgive your trespasses. و چون او از کوه به زیر آمد، گروهی بسیاراز عقب او روانه شدند. bible_en_fa Moreover when ye fast, be not, as the hypocrites, of a sad countenance: for they disfigure their faces, that they may appear unto men to fast. Verily I say unto you, They have their reward. که ناگاه ابرصی آمد و او را پرستش نموده، گفت: «ای خداوند اگربخواهی، می‌توانی مرا طاهر سازی.» bible_en_fa But thou, when thou fastest, anoint thine head, and wash thy face; عیسی دست آورده، او را لمس نمود و گفت: «می‌خواهم؛ طاهر شو!» که فور برص او طاهرگشت. bible_en_fa That thou appear not unto men to fast, but unto thy Father which is in secret: and thy Father, which seeth in secret, shall reward thee openly. عیسی بدو گفت: «زنهار کسی را اطلاع ندهی بلکه رفته، خود را به کاهن بنما و آن هدیه‌ای را که موسی فرمود، بگذران تا بجهت ایشان شهادتی باشد.» bible_en_fa Lay not up for yourselves treasures upon earth, where moth and rust doth corrupt, and where thieves break through and steal: و چون عیسی وارد کفرناحوم شد، یوزباشی‌ای نزد وی آمد و بدو التماس نموده، bible_en_fa But lay up for yourselves treasures in heaven, where neither moth nor rust doth corrupt, and where thieves do not break through nor steal: گفت: «ای خداوند، خادم من مفلوج در خانه خوابیده و بشدت متالم است.» bible_en_fa For where your treasure is, there will your heart be also. عیسی بدو گفت: «من آمده، او را شفا خواهم داد.» bible_en_fa The light of the body is the eye: if therefore thine eye be single, thy whole body shall be full of light. یوزباشی در جواب گفت: «خداوندا، لایق آن نی‌ام که زیرسقف من آیی. بلکه فقط سخنی بگو و خادم من صحت خواهد یافت. bible_en_fa But if thine eye be evil, thy whole body shall be full of darkness. If therefore the light that is in thee be darkness, how great is that darkness! زیرا که من نیز مردی زیرحکم هستم و سپاهیان را زیر دست خود دارم؛ چون به یکی گویم برو، می‌رود و به دیگری بیا، می‌آید و به غلام خود فلان کار را بکن، می‌کند.» bible_en_fa No man can serve two masters: for either he will hate the one, and love the other; or else he will hold to the one, and despise the other. Ye cannot serve God and mammon. عیسی چون این سخن را شنید، متعجب شده، به همراهان خود گفت: «هرآینه به شما می‌گویم که چنین ایمانی در اسرائیل هم نیافته‌ام. bible_en_fa Therefore I say unto you, Take no thought for your life, what ye shall eat, or what ye shall drink; nor yet for your body, what ye shall put on. Is not the life more than meat, and the body than raiment? و به شما می‌گویم که بسا از مشرق و مغرب آمده، درملکوت آسمان با ابراهیم و اسحاق و یعقوب خواهند نشست؛ bible_en_fa Behold the fowls of the air: for they sow not, neither do they reap, nor gather into barns; yet your heavenly Father feedeth them. Are ye not much better than they? اما پسران ملکوت بیرون افکنده خواهند شد، در ظلمت خارجی جایی که گریه و فشار دندان باشد. bible_en_fa Which of you by taking thought can add one cubit unto his stature? پس عیسی به یوزباشی گفت: «برو، بر وفق ایمانت تو را عطاشود، » که در ساعت خادم او صحت یافت. bible_en_fa And why take ye thought for raiment? Consider the lilies of the field, how they grow; they toil not, neither do they spin: و چون عیسی به خانه پطرس آمد، مادر‌زن او را دید که تب کرده، خوابیده است. bible_en_fa And yet I say unto you, That even Solomon in all his glory was not arrayed like one of these. پس دست او را لمس کرد و تب او را رها کرد. پس برخاسته، به خدمت گذاری ایشان مشغول گشت. bible_en_fa Wherefore, if God so clothe the grass of the field, which to day is, and to morrow is cast into the oven, shall he not much more clothe you, O ye of little faith? اما چون شام شد، بسیاری از دیوانگان را به نزداو آوردند و محض سخنی ارواح را بیرون کرد وهمه مریضان را شفا بخشید. bible_en_fa Therefore take no thought, saying, What shall we eat? or, What shall we drink? or, Wherewithal shall we be clothed? تا سخنی که به زبان اشعیای نبی گفته شده بود تمام گردد که «او ضعف های ما را گرفت و مرض های ما رابرداشت.» bible_en_fa (For after all these things do the Gentiles seek:) for your heavenly Father knoweth that ye have need of all these things. چون عیسی جمعی کثیر دور خود دید، فرمان داد تا به کناره دیگر روند. bible_en_fa But seek ye first the kingdom of God, and his righteousness; and all these things shall be added unto you. آنگاه کاتبی پیش آمده، بدو گفت: «استادا هرجا روی، تو رامتابعت کنم.» bible_en_fa Take therefore no thought for the morrow: for the morrow shall take thought for the things of itself. Sufficient unto the day is the evil thereof. عیسی بدو گفت: «روباهان راسوراخها و مرغان هوا را آشیانه‌ها است. لیکن پسر انسان را جای سر نهادن نیست.» bible_en_fa Judge not, that ye be not judged. و دیگری از شاگردانش بدو گفت: «خداوندا اول مرارخصت ده تا رفته، پدر خود را دفن کنم.» bible_en_fa For with what judgment ye judge, ye shall be judged: and with what measure ye mete, it shall be measured to you again. عیسی وی را گفت: «مرا متابعت کن و بگذار که مردگان، مردگان خود را دفن کنند.» bible_en_fa And why beholdest thou the mote that is in thy brother's eye, but considerest not the beam that is in thine own eye? چون به کشتی سوار شد، شاگردانش ازعقب او آمدند. bible_en_fa Or how wilt thou say to thy brother, Let me pull out the mote out of thine eye; and, behold, a beam is in thine own eye? ناگاه اضطراب عظیمی در دریاپدید آمد، بحدی که امواج، کشتی را فرومی گرفت؛ و او در خواب بود. bible_en_fa Thou hypocrite, first cast out the beam out of thine own eye; and then shalt thou see clearly to cast out the mote out of thy brother's eye. پس شاگردان پیش آمده، او را بیدار کرده، گفتند: «خداوندا، مارا دریاب که هلاک می‌شویم!» bible_en_fa Give not that which is holy unto the dogs, neither cast ye your pearls before swine, lest they trample them under their feet, and turn again and rend you. بدیشان گفت: «ای کم‌ایمانان، چرا ترسان هستید؟» آنگاه برخاسته، بادها و دریا را نهیب کرد که آرامی کامل پدید آمد. bible_en_fa Ask, and it shall be given you; seek, and ye shall find; knock, and it shall be opened unto you: اما آن اشخاص تعجب نموده، گفتند: «این چگونه مردی است که بادها و دریا نیزاو را اطاعت می‌کنند!» bible_en_fa For every one that asketh receiveth; and he that seeketh findeth; and to him that knocketh it shall be opened. و چون به آن کناره در زمین جرجسیان رسید، دو شخص دیوانه از قبرها بیرون شده، بدوبرخوردند و بحدی تندخوی بودند که هیچ‌کس از آن راه نتوانستی عبور کند. bible_en_fa Or what man is there of you, whom if his son ask bread, will he give him a stone? در ساعت فریادکرده، گفتند: «یا عیسی ابن‌الله، ما را با تو جه کار است؟ مگر در اینجا آمده‌ای تا ما را قبل از وقت عذاب کنی؟" bible_en_fa Or if he ask a fish, will he give him a serpent? و گلۀگراز بسیاری دور از ایشان می‌چرید. bible_en_fa If ye then, being evil, know how to give good gifts unto your children, how much more shall your Father which is in heaven give good things to them that ask him? دیوها از وی استدعا نموده، گفتند: "هرگاه ما را بیرون کنی، در گلۀ گرازان ما را بفرست." bible_en_fa Therefore all things whatsoever ye would that men should do to you, do ye even so to them: for this is the law and the prophets. ایشان را گفت: "بروید!" در حال بیرون شده، داخل گلۀ گرازان گردیدند که فی‌الفور همۀ آن گرازان از بلندی به دریا جسته، در آب هلاک شدند. bible_en_fa Enter ye in at the strait gate: for wide is the gate, and broad is the way, that leadeth to destruction, and many there be which go in thereat: اما شبانان گریخته، به شهر رفتند و تمام آن حادثه و ماجرای دیوانگان را شهرت دادند.واینک تمام شهر برای ملاقات عیسی بیرون آمد. چون او را دیدند، التماس نمودند که از حدودایشان بیرون رود. bible_en_fa Because strait is the gate, and narrow is the way, which leadeth unto life, and few there be that find it. واینک تمام شهر برای ملاقات عیسی بیرون آمد. چون او را دیدند، التماس نمودند که از حدودایشان بیرون رود. bible_en_fa Beware of false prophets, which come to you in sheep's clothing, but inwardly they are ravening wolves. پس به کشتی سوار شده، عبور کرد و به شهر خویش آمد. bible_en_fa Ye shall know them by their fruits. Do men gather grapes of thorns, or figs of thistles? ناگاه مفلوجی را بر بستر خوابانیده، نزد وی آوردند. چون عیسی ایمان ایشان را دید، مفلوج را گفت: «ای فرزند، خاطر جمع دار که گناهانت آمرزیده شد.» bible_en_fa Even so every good tree bringeth forth good fruit; but a corrupt tree bringeth forth evil fruit. آنگاه بعضی از کاتبان با خود گفتند: «این شخص کفر می‌گوید.» bible_en_fa A good tree cannot bring forth evil fruit, neither can a corrupt tree bring forth good fruit. عیسی خیالات ایشان رادرک نموده، گفت: «از بهر‌چه خیالات فاسد به‌خاطر خود راه می‌دهید؟ bible_en_fa Every tree that bringeth not forth good fruit is hewn down, and cast into the fire. زیرا کدام سهل تراست، گفتن اینکه گناهان تو آمرزیده شد یا گفتن آنکه برخاسته بخرام؟ bible_en_fa Wherefore by their fruits ye shall know them. لیکن تا بدانید که پسرانسان را قدرت آمرزیدن گناهان بر روی زمین هست...» آنگاه مفلوج را گفت: «برخیز و بسترخود را برداشته، به خانه خود روانه شو!» bible_en_fa Not every one that saith unto me, Lord, Lord, shall enter into the kingdom of heaven; but he that doeth the will of my Father which is in heaven. درحال برخاسته، به خانه خود رفت! bible_en_fa Many will say to me in that day, Lord, Lord, have we not prophesied in thy name? and in thy name have cast out devils? and in thy name done many wonderful works? و آن گروه چون این عمل را دیدند، متعجب شده، خدایی راکه این نوع قدرت به مردم عطا فرموده بود، تمجیدنمودند. bible_en_fa And then will I profess unto them, I never knew you: depart from me, ye that work iniquity. چون عیسی از آنجا می‌گذشت، مردی رامسمی به متی به باج گاه نشسته دید. بدو گفت: «مرا متابعت کن.» در حال برخاسته، از عقب وی روانه شد. bible_en_fa Therefore whosoever heareth these sayings of mine, and doeth them, I will liken him unto a wise man, which built his house upon a rock: و واقع شد چون او در خانه به غذا نشسته بود که جمعی از باجگیران وگناهکاران آمده، با عیسی و شاگردانش بنشستند. bible_en_fa And the rain descended, and the floods came, and the winds blew, and beat upon that house; and it fell not: for it was founded upon a rock. «و فریسیان چون دیدند، به شاگردان اوگفتند: «چرا استاد شما با باجگیران وگناهکاران غذا می‌خورد؟» bible_en_fa And every one that heareth these sayings of mine, and doeth them not, shall be likened unto a foolish man, which built his house upon the sand: عیسی چون شنید، گفت: «نه تندرستان بلکه مریضان احتیاج به طبیب دارند. bible_en_fa And the rain descended, and the floods came, and the winds blew, and beat upon that house; and it fell: and great was the fall of it. لکن رفته، این را دریافت کنید که "رحمت می‌خواهم نه قربانی "، زیرا نیامده‌ام تاعادلان را بلکه گناهکاران را به توبه دعوت نمایم.» bible_en_fa And it came to pass, when Jesus had ended these sayings, the people were astonished at his doctrine: آنگاه شاگردان یحیی نزد وی آمده، گفتند: «چون است که ما و فریسیان روزه بسیارمی داریم، لکن شاگردان تو روزه نمی دارند؟» bible_en_fa For he taught them as one having authority, and not as the scribes. عیسی بدیشان گفت: «آیا پسران خانه عروسی، مادامی که داماد با ایشان است، می‌توانند ماتم کنند؟ و لکن ایامی می‌آید که داماد از ایشان گرفته شود؛ در آن هنگام روزه خواهند داشت. bible_en_fa When he was come down from the mountain, great multitudes followed him. وهیچ‌کس بر جامه کهنه پاره‌ای از پارچه نو وصله نمی کند زیرا که آن وصله از جامه جدا می‌گردد ودریدگی بدتر می‌شود. bible_en_fa And, behold, there came a leper and worshipped him, saying, Lord, if thou wilt, thou canst make me clean. و شراب نو را درمشکهای کهنه نمی ریزند والا مشکها دریده شده، شراب ریخته و مشکها تباه گردد. بلکه شراب نو را در مشکهای نو می‌ریزند تا هر دومحفوظ باشد.» bible_en_fa And Jesus put forth his hand, and touched him, saying, I will; be thou clean. And immediately his leprosy was cleansed. او هنوز این سخنان را بدیشان می‌گفت که ناگاه رئیسی آمد و او را پرستش نموده، گفت: «اکنون دختر من مرده است. لکن بیا و دست خودرا بر وی گذار که زیست خواهد کرد.» bible_en_fa And Jesus saith unto him, See thou tell no man; but go thy way, shew thyself to the priest, and offer the gift that Moses commanded, for a testimony unto them. پس عیسی به اتفاق شاگردان خود برخاسته، از عقب او روان شد. bible_en_fa And when Jesus was entered into Capernaum, there came unto him a centurion, beseeching him, و اینک زنی که مدت دوازده سال به مرض استحاضه مبتلا می‌بود، از عقب او آمده، دامن ردای او را لمس نمود، bible_en_fa And saying, Lord, my servant lieth at home sick of the palsy, grievously tormented. زیرا با خود گفته بود: «اگر محض ردایش را لمس کنم، هرآینه شفایابم.» bible_en_fa And Jesus saith unto him, I will come and heal him. عیسی برگشته، نظر بر وی انداخته، گفت: «ای دختر، خاطرجمع باش زیرا که ایمانت تو را شفا داده است!» در ساعت آن زن رستگارگردید. bible_en_fa The centurion answered and said, Lord, I am not worthy that thou shouldest come under my roof: but speak the word only, and my servant shall be healed. و چون عیسی به خانه رئیس در‌آمد، نوحه‌گران و گروهی از شورش کنندگان را دیده، bible_en_fa For I am a man under authority, having soldiers under me: and I say to this man, Go, and he goeth; and to another, Come, and he cometh; and to my servant, Do this, and he doeth it. بدیشان گفت: «راه دهید، زیرا دختر نمرده بلکه در خواب است.» ایشان بر وی سخریه کردند. bible_en_fa When Jesus heard it, he marvelled, and said to them that followed, Verily I say unto you, I have not found so great faith, no, not in Israel. اما چون آن گروه بیرون شدند، داخل شده، دست آن دختر را گرفت که در ساعت برخاست. bible_en_fa And I say unto you, That many shall come from the east and west, and shall sit down with Abraham, and Isaac, and Jacob, in the kingdom of heaven. و این کار در تمام آن مرز وبوم شهرت یافت. bible_en_fa But the children of the kingdom shall be cast out into outer darkness: there shall be weeping and gnashing of teeth. و چون عیسی از آن مکان می‌رفت، دو کورفریاد‌کنان در عقب او افتاده، گفتند: «پسر داودا، بر ما ترحم کن!» bible_en_fa And Jesus said unto the centurion, Go thy way; and as thou hast believed, so be it done unto thee. And his servant was healed in the selfsame hour. و چون به خانه در‌آمد، آن دوکور نزد او آمدند. عیسی بدیشان گفت: «آیا ایمان دارید که این کار را می‌توانم کرد؟» گفتندش: «بلی خداوندا.» bible_en_fa And when Jesus was come into Peter's house, he saw his wife's mother laid, and sick of a fever. در ساعت چشمان ایشان را لمس کرده، گفت: «بر وفق ایمانتان به شما بشود.» bible_en_fa And he touched her hand, and the fever left her: and she arose, and ministered unto them. درحال چشمانشان باز شد و عیسی ایشان را به تاکیدفرمود که «زنهار کسی اطلاع نیابد.» bible_en_fa When the even was come, they brought unto him many that were possessed with devils: and he cast out the spirits with his word, and healed all that were sick: اما ایشان بیرون رفته، او را در تمام آن نواحی شهرت دادند. bible_en_fa That it might be fulfilled which was spoken by Esaias the prophet, saying, Himself took our infirmities, and bare our sicknesses. و هنگامی که ایشان بیرون می‌رفتند، ناگاه دیوانه‌ای گنگ را نزد او آوردند. bible_en_fa Now when Jesus saw great multitudes about him, he gave commandment to depart unto the other side. و چون دیوبیرون شد، گنگ، گویا گردید و همه در تعجب شده، گفتند: «در اسرائیل چنین امر هرگز دیده نشده بود.» bible_en_fa And a certain scribe came, and said unto him, Master, I will follow thee whithersoever thou goest. لیکن فریسیان گفتند: «به واسطه رئیس دیوها، دیوها را بیرون می‌کند.» bible_en_fa And Jesus saith unto him, The foxes have holes, and the birds of the air have nests; but the Son of man hath not where to lay his head. و عیسی در همه شهرها و دهات گشته، در کنایس ایشان تعلیم داده، به بشارت ملکوت موعظه می‌نمود و هر مرض و رنج مردم را شفامی داد. bible_en_fa And another of his disciples said unto him, Lord, suffer me first to go and bury my father. و چون جمع کثیر دید، دلش بر ایشان بسوخت زیرا که مانند گوسفندان بی‌شبان، پریشان حال و پراکنده بودند.آنگاه به شاگردان خود گفت: «حصاد فراوان است لیکن عمله کم. پس از صاحب حصاد استدعا نمایید تاعمله در حصاد خود بفرستد.» bible_en_fa But Jesus said unto him, Follow me; and let the dead bury their dead. آنگاه به شاگردان خود گفت: «حصاد فراوان است لیکن عمله کم. پس از صاحب حصاد استدعا نمایید تاعمله در حصاد خود بفرستد.» bible_en_fa And when he was entered into a ship, his disciples followed him. و دوازده شاگرد خود را طلبیده، ایشان را بر ارواح پلید قدرت داد که آنها رابیرون کنند و هر بیماری و رنجی را شفا دهند. bible_en_fa And, behold, there arose a great tempest in the sea, insomuch that the ship was covered with the waves: but he was asleep. ونامهای دوازده رسول این است: اول شمعون معروف به پطرس و برادرش اندریاس؛ یعقوب بن زبدی و برادرش یوحنا؛ bible_en_fa And his disciples came to him, and awoke him, saying, Lord, save us: we perish. فیلپس و برتولما؛ توماو متای باجگیر؛ یعقوب بن حلفی و لبی معروف به تدی؛ bible_en_fa And he saith unto them, Why are ye fearful, O ye of little faith? Then he arose, and rebuked the winds and the sea; and there was a great calm. شمعون قانوی و یهودای اسخریوطی که او را تسلیم نمود. bible_en_fa But the men marvelled, saying, What manner of man is this, that even the winds and the sea obey him! این دوازده را عیسی فرستاده، بدیشان وصیت کرده، گفت: «از راه امت‌ها مروید و دربلدی از سامریان داخل مشوید، bible_en_fa And when he was come to the other side into the country of the Gergesenes, there met him two possessed with devils, coming out of the tombs, exceeding fierce, so that no man might pass by that way. بلکه نزدگوسفندان گم شده اسرائیل بروید. bible_en_fa And, behold, they cried out, saying, What have we to do with thee, Jesus, thou Son of God? art thou come hither to torment us before the time? و چون می‌روید، موعظه کرده، گویید که ملکوت آسمان نزدیک است. bible_en_fa And there was a good way off from them an herd of many swine feeding. بیماران را شفا دهید، ابرصان راطاهر سازید، مردگان را زنده کنید، دیوها را بیرون نمایید. مفت یافته‌اید، مفت بدهید. bible_en_fa So the devils besought him, saying, If thou cast us out, suffer us to go away into the herd of swine. طلا یا نقره یا مس در کمرهای خود ذخیره مکنید، bible_en_fa And he said unto them, Go. And when they were come out, they went into the herd of swine: and, behold, the whole herd of swine ran violently down a steep place into the sea, and perished in the waters. و برای سفر، توشه‌دان یا دو پیراهن یا کفشها یا عصابرندارید، زیرا که مزدور مستحق خوراک خوداست. bible_en_fa And they that kept them fled, and went their ways into the city, and told every thing, and what was befallen to the possessed of the devils. و در هر شهری یا قریه‌ای که داخل شوید، بپرسید که در آنجا که لیاقت دارد؛ پس درآنجا بمانید تا بیرون روید. bible_en_fa And, behold, the whole city came out to meet Jesus: and when they saw him, they besought him that he would depart out of their coasts. و چون به خانه‌ای درآیید، بر آن سلام نمایید؛ bible_en_fa And he entered into a ship, and passed over, and came into his own city. پس اگر خانه لایق باشد، سلام شما بر آن واقع خواهد شد و اگرنالایق بود، سلام شما به شما خواهد برگشت. bible_en_fa And, behold, they brought to him a man sick of the palsy, lying on a bed: and Jesus seeing their faith said unto the sick of the palsy; Son, be of good cheer; thy sins be forgiven thee. و هر‌که شما را قبول نکند یا به سخن شماگوش ندهد، از آن خانه یا شهر بیرون شده، خاک پایهای خود را برافشانید. bible_en_fa And, behold, certain of the scribes said within themselves, This man blasphemeth. هرآینه به شمامی گویم که در روز جزا حالت زمین سدوم وغموره از آن شهر سهل تر خواهد بود. bible_en_fa And Jesus knowing their thoughts said, Wherefore think ye evil in your hearts? هان، من شما را مانند گوسفندان در میان گرگان می‌فرستم؛ پس مثل مارها هوشیار و چون کبوتران ساده باشید. bible_en_fa For whether is easier, to say, Thy sins be forgiven thee; or to say, Arise, and walk? اما از مردم برحذر باشید، زیرا که شما را به مجلسها تسلیم خواهند کرد ودر کنایس خود شما را تازیانه خواهند زد، bible_en_fa But that ye may know that the Son of man hath power on earth to forgive sins, (then saith he to the sick of the palsy,) Arise, take up thy bed, and go unto thine house. ودر حضور حکام و سلاطین، شما را بخاطر من خواهند برد تا بر ایشان و بر امت‌ها شهادتی شود. bible_en_fa And he arose, and departed to his house. اما چون شما را تسلیم کنند، اندیشه مکنید که چگونه یا چه بگویید زیرا در همان ساعت به شماعطا خواهد شد که چه باید گفت، bible_en_fa But when the multitudes saw it, they marvelled, and glorified God, which had given such power unto men. زیرا گوینده شما نیستید بلکه روح پدر شما، در شما گوینده است. bible_en_fa And as Jesus passed forth from thence, he saw a man, named Matthew, sitting at the receipt of custom: and he saith unto him, Follow me. And he arose, and followed him. و برادر، برادر را و پدر، فرزند را به موت تسلیم خواهند کرد و فرزندان بر والدین خودبرخاسته، ایشان را به قتل خواهند رسانید؛ bible_en_fa And it came to pass, as Jesus sat at meat in the house, behold, many publicans and sinners came and sat down with him and his disciples. و به جهت اسم من، جمیع مردم از شما نفرت خواهندکرد. لیکن هر‌که تا به آخر صبر کند، نجات یابد. bible_en_fa And when the Pharisees saw it, they said unto his disciples, Why eateth your Master with publicans and sinners? و وقتی که در یک شهر بر شما جفا کنند، به دیگری فرار کنید زیرا هرآینه به شما می‌گویم تاپسر انسان نیاید، از همه شهرهای اسرائیل نخواهید پرداخت. bible_en_fa But when Jesus heard that, he said unto them, They that be whole need not a physician, but they that are sick. شاگرد از معلم خود افضل نیست و نه غلام از آقایش برتر. bible_en_fa But go ye and learn what that meaneth, I will have mercy, and not sacrifice: for I am not come to call the righteous, but sinners to repentance. کافی است شاگرد را که چون استاد خویش گردد و غلام را که چون آقای خودشود. پس اگر صاحب‌خانه را بعلزبول خواندند، چقدر زیادتر اهل خانه‌اش را. bible_en_fa Then came to him the disciples of John, saying, Why do we and the Pharisees fast oft, but thy disciples fast not? لهذا از ایشان مترسید زیرا چیزی مستور نیست که مکشوف نگردد و نه مجهولی که معلوم نشود. bible_en_fa And Jesus said unto them, Can the children of the bridechamber mourn, as long as the bridegroom is with them? but the days will come, when the bridegroom shall be taken from them, and then shall they fast. آنچه درتاریکی به شما می‌گویم، در روشنایی بگویید، وآنچه در گوش شنوید بر بامها موعظه کنید. bible_en_fa No man putteth a piece of new cloth unto an old garment, for that which is put in to fill it up taketh from the garment, and the rent is made worse. واز قاتلان جسم که قادر بر کشتن روح نی‌اند، بیم مکنید بلکه از او بترسید که قادر است بر هلاک کردن روح و جسم را نیز در جهنم. bible_en_fa Neither do men put new wine into old bottles: else the bottles break, and the wine runneth out, and the bottles perish: but they put new wine into new bottles, and both are preserved. آیا دوگنجشک به یک فلس فروخته نمی شود؟ و حال آنکه یکی از آنها جز به حکم پدر شما به زمین نمی افتد. bible_en_fa While he spake these things unto them, behold, there came a certain ruler, and worshipped him, saying, My daughter is even now dead: but come and lay thy hand upon her, and she shall live. لیکن همه مویهای سر شما نیزشمرده شده است. bible_en_fa And Jesus arose, and followed him, and so did his disciples. پس ترسان مباشید زیراشما از گنجشکان بسیار افضل هستید. bible_en_fa And, behold, a woman, which was diseased with an issue of blood twelve years, came behind him, and touched the hem of his garment: پس هر‌که مرا پیش مردم اقرار کند، من نیزدر حضور پدر خود که در آسمان است، او رااقرار خواهم کرد. bible_en_fa For she said within herself, If I may but touch his garment, I shall be whole. اما هر‌که مرا پیش مردم انکار نماید، من هم در حضور پدر خود که در آسمان است او را انکار خواهم نمود. bible_en_fa But Jesus turned him about, and when he saw her, he said, Daughter, be of good comfort; thy faith hath made thee whole. And the woman was made whole from that hour. گمان مبرید که آمده‌ام تا سلامتی بر زمین بگذارم. نیامده‌ام تا سلامتی بگذارم بلکه شمشیر را. bible_en_fa And when Jesus came into the ruler's house, and saw the minstrels and the people making a noise, زیرا که آمده‌ام تا مرد را از پدر خود و دختر رااز مادر خویش و عروس را از مادر شوهرش جداسازم. bible_en_fa He said unto them, Give place: for the maid is not dead, but sleepeth. And they laughed him to scorn. و دشمنان شخص، اهل خانه او خواهندبود. bible_en_fa But when the people were put forth, he went in, and took her by the hand, and the maid arose. و هر‌که پدر یا مادر را بیش از من دوست دارد؛ لایق من نباشد و هر‌که پسر یا دختر را از من زیاده دوست دارد، لایق من نباشد. bible_en_fa And the fame hereof went abroad into all that land. و هر‌که صلیب خود را برنداشته، از عقب من نیاید، لایق من نباشد. bible_en_fa And when Jesus departed thence, two blind men followed him, crying, and saying, Thou Son of David, have mercy on us. هر‌که جان خود را دریابد، آن راهلاک سازد و هر‌که جان خود را بخاطر من هلاک کرد، آن را خواهد دریافت. bible_en_fa And when he was come into the house, the blind men came to him: and Jesus saith unto them, Believe ye that I am able to do this? They said unto him, Yea, Lord. هر‌که شما را قبول کند، مرا قبول کرده و کسی‌که مرا قبول کرده، فرستنده مرا قبول کرده باشد. bible_en_fa Then touched he their eyes, saying, According to your faith be it unto you. و آنکه نبی‌ای رابه اسم نبی پذیرد، اجرت نبی یابد و هر‌که عادلی را به اسم عادلی پذیرفت، مزد عادل را خواهدیافت.و هر‌که یکی از این صغار را کاسه‌ای ازآب سرد محض نام شاگرد نوشاند، هرآینه به شمامی گویم اجر خودرا ضایع نخواهد ساخت.» bible_en_fa And their eyes were opened; and Jesus straitly charged them, saying, See that no man know it. و هر‌که یکی از این صغار را کاسه‌ای ازآب سرد محض نام شاگرد نوشاند، هرآینه به شمامی گویم اجر خودرا ضایع نخواهد ساخت.» bible_en_fa But they, when they were departed, spread abroad his fame in all that country. و چون عیسی این وصیت را با دوازده شاگرد خود به اتمام رسانید، از آنجا روانه شد تا در شهرهای ایشان تعلیم دهد و موعظه نماید. bible_en_fa As they went out, behold, they brought to him a dumb man possessed with a devil. و چون یحیی در زندان، اعمال مسیح راشنید، دو نفر از شاگردان خود را فرستاده، bible_en_fa And when the devil was cast out, the dumb spake: and the multitudes marvelled, saying, It was never so seen in Israel. بدو گفت: «آیا آن آینده تویی یا منتظر دیگری باشیم؟» bible_en_fa But the Pharisees said, He casteth out devils through the prince of the devils. عیسی در جواب ایشان گفت: «بروید ویحیی را از آنچه شنیده و دیده‌اید، اطلاع دهید bible_en_fa And Jesus went about all the cities and villages, teaching in their synagogues, and preaching the gospel of the kingdom, and healing every sickness and every disease among the people. که کوران بینا می‌گردند و لنگان به رفتار می‌آیندو ابرصان طاهر و کران شنوا و مردگان زنده می‌شوند و فقیران بشارت می‌شنوند؛ bible_en_fa But when he saw the multitudes, he was moved with compassion on them, because they fainted, and were scattered abroad, as sheep having no shepherd. وخوشابحال کسی‌که در من نلغزد.» bible_en_fa Then saith he unto his disciples, The harvest truly is plenteous, but the labourers are few; و چون ایشان می‌رفتند، عیسی با آن جماعت درباره یحیی آغاز سخن کرد که «بجهت دیدن چه چیز بیرون شدید؟ آیا نی را که از باد درجنبش است؟ bible_en_fa Pray ye therefore the Lord of the harvest, that he will send forth labourers into his harvest. بلکه بجهت دیدن چه چیز بیرون شدید؟ آیا مردی را که لباس فاخر در بر دارد؟ اینک آنانی که رخت فاخر می‌پوشند در خانه های پادشاهان می‌باشند. bible_en_fa And when he had called unto him his twelve disciples, he gave them power against unclean spirits, to cast them out, and to heal all manner of sickness and all manner of disease. لیکن بجهت دیدن چه چیزبیرون رفتید؟ آیا نبی را؟ بلی به شما می‌گویم ازنبی افضلی را! bible_en_fa Now the names of the twelve apostles are these; The first, Simon, who is called Peter, and Andrew his brother; James the son of Zebedee, and John his brother; زیرا همان است آنکه درباره اومکتوب است: "اینک من رسول خود را پیش روی تو می‌فرستم تا راه تو را پیش روی تو مهیا سازد." bible_en_fa Philip, and Bartholomew; Thomas, and Matthew the publican; James the son of Alphaeus, and Lebbaeus, whose surname was Thaddaeus; هرآینه به شما می‌گویم که از اولاد زنان، بزرگتری از یحیی تعمید‌دهنده برنخاست، لیکن کوچکتر در ملکوت آسمان از وی بزرگ تر است. bible_en_fa Simon the Canaanite, and Judas Iscariot, who also betrayed him. و از ایام یحیی تعمید‌دهنده تا الان، ملکوت آسمان محبور می‌شود و جباران آن را به زورمی ربایند. bible_en_fa These twelve Jesus sent forth, and commanded them, saying, Go not into the way of the Gentiles, and into any city of the Samaritans enter ye not: زیرا جمیع انبیا و تورات تا یحیی اخبار می‌نمودند. bible_en_fa But go rather to the lost sheep of the house of Israel. و اگر خواهید قبول کنید، همان است الیاس که باید بیاید. bible_en_fa And as ye go, preach, saying, The kingdom of heaven is at hand. هر‌که گوش شنوا دارد بشنود. bible_en_fa Heal the sick, cleanse the lepers, raise the dead, cast out devils: freely ye have received, freely give. لیکن این طایفه را به چه چیزتشبیه نمایم؟ اطفالی را مانند که در کوچه هانشسته، رفیقان خویش را صدا زده، bible_en_fa Provide neither gold, nor silver, nor brass in your purses, می‌گویند: "برای شما نی نواختیم، رقص نکردید؛ نوحه گری کردیم، سینه نزدید." bible_en_fa Nor scrip for your journey, neither two coats, neither shoes, nor yet staves: for the workman is worthy of his meat. زیرا که یحیی آمد، نه می‌خورد و نه می‌آشامید، می‌گویند دیو دارد. bible_en_fa And into whatsoever city or town ye shall enter, inquire who in it is worthy; and there abide till ye go thence. پسر انسان آمد که می‌خورد و می‌نوشد، می‌گویند اینک مردی پرخور و میگسار و دوست باجگیران و گناهکاران است. لیکن حکمت ازفرزندان خود تصدیق کرده شده است."» وعده آرامش درون bible_en_fa And when ye come into an house, salute it. آنگاه شروع به ملامت نمود بر آن شهرهایی که اکثر از معجزات وی در آنها ظاهرشد زیرا که توبه نکرده بودند: bible_en_fa And if the house be worthy, let your peace come upon it: but if it be not worthy, let your peace return to you. «وای بر تو‌ای خورزین! وای بر تو‌ای بیت صیدا! زیرا اگرمعجزاتی که در شما ظاهر گشت، در صور وصیدون ظاهر می‌شد، هرآینه مدتی در پلاس وخاکستر توبه می‌نمودند. bible_en_fa And whosoever shall not receive you, nor hear your words, when ye depart out of that house or city, shake off the dust of your feet. لیکن به شما می‌گویم که در روز جزا حالت صور و صیدون از شماسهلتر خواهد بود. bible_en_fa Verily I say unto you, It shall be more tolerable for the land of Sodom and Gomorrha in the day of judgment, than for that city. و تو‌ای کفرناحوم که تا به فلک سرافراشته‌ای، به جهنم سرنگون خواهی شد زیرا هرگاه معجزاتی که در تو پدید آمد درسدوم ظاهر می‌شد، هرآینه تا امروز باقی می‌ماند. bible_en_fa Behold, I send you forth as sheep in the midst of wolves: be ye therefore wise as serpents, and harmless as doves. لیکن به شما می‌گویم که در روز جزاحالت زمین سدوم از تو سهل تر خواهد بود.» bible_en_fa But beware of men: for they will deliver you up to the councils, and they will scourge you in their synagogues; در آن وقت، عیسی توجه نموده، گفت: «ای پدر، مالک آسمان و زمین، تو را ستایش می‌کنم که این امور را از دانایان و خردمندان پنهان داشتی و به کودکان مکشوف فرمودی! bible_en_fa And ye shall be brought before governors and kings for my sake, for a testimony against them and the Gentiles. بلی‌ای پدر، زیرا که همچنین منظور نظر تو بود. bible_en_fa But when they deliver you up, take no thought how or what ye shall speak: for it shall be given you in that same hour what ye shall speak. پدر همه‌چیز را به من سپرده است و کسی پسر را نمی شناسد بجز پدر و نه پدر را هیچ‌کس می‌شناسد غیر از پسر و کسی‌که پسر بخواهد بدومکشوف سازد. bible_en_fa For it is not ye that speak, but the Spirit of your Father which speaketh in you. بیاید نزد من‌ای تمام زحمتکشان و گرانباران و من شما را آرامی خواهم بخشید. bible_en_fa And the brother shall deliver up the brother to death, and the father the child: and the children shall rise up against their parents, and cause them to be put to death. یوغ مرا بر خود گیرید و از من تعلیم یابید زیرا که حلیم و افتاده‌دل می‌باشم و درنفوس خود آرامی خواهید یافت؛زیرا یوغ من خفیف است و بار من سبک.» bible_en_fa And ye shall be hated of all men for my name's sake: but he that endureth to the end shall be saved. زیرا یوغ من خفیف است و بار من سبک.» bible_en_fa But when they persecute you in this city, flee ye into another: for verily I say unto you, Ye shall not have gone over the cities of Israel, till the Son of man be come. در آن زمان، عیسی در روز سبت از میان کشتزارها می‌گذشت و شاگردانش چون گرسنه بودند، به چیدن و خوردن خوشه هاآغاز کردند. bible_en_fa The disciple is not above his master, nor the servant above his lord. اما فریسیان چون این را دیدند، بدوگفتند: «اینک شاگردان تو عملی می‌کنند که کردن آن در سبت جایز نیست.» bible_en_fa It is enough for the disciple that he be as his master, and the servant as his lord. If they have called the master of the house Beelzebub, how much more shall they call them of his household? ایشان را گفت: «مگرنخوانده‌اید آنچه داود و رفیقانش کردند، وقتی که گرسنه بودند؟ bible_en_fa Fear them not therefore: for there is nothing covered, that shall not be revealed; and hid, that shall not be known. چه طور به خانه خدا در‌آمده، نانهای تقدمه را خورد که خوردن آن بر او ورفیقانش حلال نبود بلکه بر کاهنان فقط. bible_en_fa What I tell you in darkness, that speak ye in light: and what ye hear in the ear, that preach ye upon the housetops. یا درتورات نخوانده‌اید که در روزهای سبت، کهنه درهیکل سبت را حرمت نمی دارند و بی‌گناه هستند؟ bible_en_fa And fear not them which kill the body, but are not able to kill the soul: but rather fear him which is able to destroy both soul and body in hell. لیکن به شما می‌گویم که در اینجاشخصی بزرگتر از هیکل است! bible_en_fa Are not two sparrows sold for a farthing? and one of them shall not fall on the ground without your Father. و اگر این معنی را درک می‌کردید که رحمت می‌خواهم نه قربانی، بی‌گناهان را مذمت نمی نمودید. bible_en_fa But the very hairs of your head are all numbered. زیرا که پسرانسان مالک روز سبت نیز ا§ست.» bible_en_fa Fear ye not therefore, ye are of more value than many sparrows. و از آنجا رفته، به کنیسه ایشان درآمد، bible_en_fa Whosoever therefore shall confess me before men, him will I confess also before my Father which is in heaven. که ناگاه شخص دست خشکی حاضر بود. پس ازوی پرسیده، گفتند: «آیا در روز سبت شفا دادن جایز است یا نه؟» تا ادعایی بر او وارد آورند. bible_en_fa But whosoever shall deny me before men, him will I also deny before my Father which is in heaven. وی به ایشان گفت: «کیست از شما که یک گوسفند داشته باشد و هرگاه آن در روز سبت به حفره‌ای افتد، او را نخواهد گرفت و بیرون آورد؟ bible_en_fa Think not that I am come to send peace on earth: I came not to send peace, but a sword. پس چقدر انسان از گوسفند افضل است. بنابراین در سبت‌ها نیکویی‌کردن روا است.» bible_en_fa For I am come to set a man at variance against his father, and the daughter against her mother, and the daughter in law against her mother in law. آنگاه آن مرد را گفت: «دست خود را دراز کن!» پس دراز کرده، مانند دیگری صحیح گردید. bible_en_fa And a man's foes shall be they of his own household. اما فریسیان بیرون رفته، بر او شورا نمودند که چطور او را هلاک کنند. bible_en_fa He that loveth father or mother more than me is not worthy of me: and he that loveth son or daughter more than me is not worthy of me. عیسی این را درک نموده، از آنجا روانه شدو گروهی بسیار از عقب او آمدند. پس جمیع ایشان را شفا بخشید، bible_en_fa And he that taketh not his cross, and followeth after me, is not worthy of me. و ایشان را قدغن فرمودکه او را شهرت ندهند. bible_en_fa He that findeth his life shall lose it: and he that loseth his life for my sake shall find it. تا تمام گردد کلامی که به زبان اشعیای نبی گفته شده بود: bible_en_fa He that receiveth you receiveth me, and he that receiveth me receiveth him that sent me. «اینک بنده من که او را برگزیدم و حبیب من که خاطرم از وی خرسند است. روح خود را بر وی خواهم نهاد تاانصاف را بر امت‌ها اشتهار نماید. bible_en_fa He that receiveth a prophet in the name of a prophet shall receive a prophet's reward; and he that receiveth a righteous man in the name of a righteous man shall receive a righteous man's reward. نزاع و فغان نخواهد کرد و کسی آواز او را در کوچه هانخواهد شنید. bible_en_fa And whosoever shall give to drink unto one of these little ones a cup of cold water only in the name of a disciple, verily I say unto you, he shall in no wise lose his reward. نی خرد شده را نخواهد شکست و فتیله نیم‌سوخته را خاموش نخواهدکرد تا آنکه انصاف را به نصرت برآورد. bible_en_fa And it came to pass, when Jesus had made an end of commanding his twelve disciples, he departed thence to teach and to preach in their cities. و به نام او امت‌ها امید خواهند داشت.» bible_en_fa Now when John had heard in the prison the works of Christ, he sent two of his disciples, آنگاه دیوانه‌ای کور و گنگ را نزد او آوردندو او را شفا داد چنانکه آن کور و گنگ، گویا و بیناشد. bible_en_fa And said unto him, Art thou he that should come, or do we look for another? و تمام آن گروه در حیرت افتاده، گفتند: «آیا این شخص پسر داود نیست؟» bible_en_fa Jesus answered and said unto them, Go and shew John again those things which ye do hear and see: لیکن فریسیان شنیده، گفتند: «این شخص دیوها رابیرون نمی کند مگر به یاری بعلزبول، رئیس دیوها!» bible_en_fa The blind receive their sight, and the lame walk, the lepers are cleansed, and the deaf hear, the dead are raised up, and the poor have the gospel preached to them. عیسی خیالات ایشان را درک نموده، بدیشان گفت: «هر مملکتی که بر خود منقسم گردد، ویران شود و هر شهری یا خانه‌ای که برخود منقسم گردد، برقرار نماند. bible_en_fa And blessed is he, whosoever shall not be offended in me. لهذا اگرشیطان، شیطان را بیرون کند، هرآینه بخلاف خودمنقسم گردد. پس چگونه سلطنتش پایدار ماند؟ bible_en_fa And as they departed, Jesus began to say unto the multitudes concerning John, What went ye out into the wilderness to see? A reed shaken with the wind? و اگر من به وساطت بعلزبول دیوها را بیرون می‌کنم، پسران شما آنها را به یاری که بیرون می‌کنند؟ از این جهت ایشان بر شما داوری خواهند کرد. bible_en_fa But what went ye out for to see? A man clothed in soft raiment? behold, they that wear soft clothing are in kings' houses. لیکن هرگاه من به روح خدادیوها را اخراج می‌کنم، هرآینه ملکوت خدا برشما رسیده است. bible_en_fa But what went ye out for to see? A prophet? yea, I say unto you, and more than a prophet. و چگونه کسی بتواند درخانه شخصی زورآور درآید و اسباب او را غارت کند، مگر آنکه اول آن زورآور را ببندد و پس خانه او را تاراج کند؟ bible_en_fa For this is he, of whom it is written, Behold, I send my messenger before thy face, which shall prepare thy way before thee. هر‌که با من نیست، برخلاف من است و هر‌که با من جمع نکند، پراکنده سازد. bible_en_fa Verily I say unto you, Among them that are born of women there hath not risen a greater than John the Baptist: notwithstanding he that is least in the kingdom of heaven is greater than he. از این‌رو، شما را می‌گویم هر نوع گناه و کفر از انسان آمرزیده می‌شود، لیکن کفر به روح‌القدس از انسان عفو نخواهد شد. bible_en_fa And from the days of John the Baptist until now the kingdom of heaven suffereth violence, and the violent take it by force. وهرکه برخلاف پسر انسان سخنی گوید، آمرزیده شود اما کسی‌که برخلاف روح‌القدس گوید، دراین عالم و در عالم آینده، هرگز آمرزیده نخواهدشد. bible_en_fa For all the prophets and the law prophesied until John. یا درخت را نیکو گردانید و میوه‌اش رانیکو، یا درخت را فاسد سازید و میوه‌اش رافاسد، زیرا که درخت از میوه‌اش شناخته می‌شود. bible_en_fa And if ye will receive it, this is Elias, which was for to come. ‌ای افعی‌زادگان، چگونه می‌توانیدسخن نیکو گفت و حال آنکه بد هستید زیرا که زبان از زیادتی دل سخن می‌گوید. bible_en_fa He that hath ears to hear, let him hear. مرد نیکو ازخزانه نیکوی دل خود، چیزهای خوب برمی آورد و مرد بد از خزانه بد، چیزهای بدبیرون می‌آورد. bible_en_fa But whereunto shall I liken this generation? It is like unto children sitting in the markets, and calling unto their fellows, لیکن به شما می‌گویم که هرسخن باطل که مردم گویند، حساب آن را در روزداوری خواهند داد. bible_en_fa And saying, We have piped unto you, and ye have not danced; we have mourned unto you, and ye have not lamented. زیرا که از سخنان خودعادل شمرده خواهی شد و از سخنهای تو بر توحکم خواهد شد.» bible_en_fa For John came neither eating nor drinking, and they say, He hath a devil. آنگاه بعضی از کاتبان و فریسیان در جواب گفتند: «ای استاد می‌خواهیم از تو آیتی ببینیم.» bible_en_fa The Son of man came eating and drinking, and they say, Behold a man gluttonous, and a winebibber, a friend of publicans and sinners. But wisdom is justified of her children. او در جواب ایشان گفت: «فرقه شریر و زناکارآیتی می‌طلبند و بدیشان جز آیت یونس نبی داده نخواهد شد. bible_en_fa Then began he to upbraid the cities wherein most of his mighty works were done, because they repented not: زیرا همچنانکه یونس سه شبانه‌روز در شکم ماهی ماند، پسر انسان نیز سه شبانه‌روز در شکم زمین خواهد بود. bible_en_fa Woe unto thee, Chorazin! woe unto thee, Bethsaida! for if the mighty works, which were done in you, had been done in Tyre and Sidon, they would have repented long ago in sackcloth and ashes. مردمان نینوا درروز داوری با این طایفه برخاسته، بر ایشان حکم خواهند کرد زیرا که به موعظه یونس توبه کردند واینک بزرگتری از یونس در اینجا است. bible_en_fa But I say unto you, It shall be more tolerable for Tyre and Sidon at the day of judgment, than for you. ملکه جنوب در روز داوری با این فرقه برخاسته، برایشان حکم خواهد کرد زیرا که از اقصای زمین آمد تا حکمت سلیمان را بشنود، و اینک شخصی بزرگتر از سلیمان در اینجا است. bible_en_fa And thou, Capernaum, which art exalted unto heaven, shalt be brought down to hell: for if the mighty works, which have been done in thee, had been done in Sodom, it would have remained until this day. و وقتی که روح پلید از آدمی بیرون آید، درطلب راحت به‌جایهای بی‌آب گردش می‌کند ونمی یابد. bible_en_fa But I say unto you, That it shall be more tolerable for the land of Sodom in the day of judgment, than for thee. پس می‌گوید "به خانه خود که از آن بیرون آمدم برمی گردم، " و چون آید، آن را خالی و جاروب شده و آراسته می‌بیند. bible_en_fa At that time Jesus answered and said, I thank thee, O Father, Lord of heaven and earth, because thou hast hid these things from the wise and prudent, and hast revealed them unto babes. آنگاه می‌رود و هفت روح دیگر بدتر از خود رابرداشته، می‌آورد و داخل گشته، ساکن آنجامی شوند و انجام آن شخص بدتر از آغازش می‌شود. همچنین به این فرقه شریر خواهد شد.» bible_en_fa Even so, Father: for so it seemed good in thy sight. او با آن جماعت هنوز سخن می‌گفت که ناگاه مادر و برادرانش در طلب گفتگوی وی بیرون ایستاده بودند. bible_en_fa All things are delivered unto me of my Father: and no man knoweth the Son, but the Father; neither knoweth any man the Father, save the Son, and he to whomsoever the Son will reveal him. و شخصی وی را گفت: «اینک مادر تو و برادرانت بیرون ایستاده، می‌خواهند باتو سخن گویند.» bible_en_fa Come unto me, all ye that labour and are heavy laden, and I will give you rest. در جواب قایل گفت: «کیست مادر من و برادرانم کیانند؟» bible_en_fa Take my yoke upon you, and learn of me; for I am meek and lowly in heart: and ye shall find rest unto your souls. و دست خود را به سوی شاگردان خود دراز کرده، گفت: «اینانند مادر من و برادرانم.زیرا هر‌که اراده پدر مرا که در آسمان است به‌جا آورد، همان برادر و خواهر و مادر من است.» bible_en_fa For my yoke is easy, and my burden is light. زیرا هر‌که اراده پدر مرا که در آسمان است به‌جا آورد، همان برادر و خواهر و مادر من است.» bible_en_fa At that time Jesus went on the sabbath day through the corn; and his disciples were an hungred, and began to pluck the ears of corn, and to eat. و در همان روز، عیسی از خانه بیرون آمده، به کناره دریا نشست bible_en_fa But when the Pharisees saw it, they said unto him, Behold, thy disciples do that which is not lawful to do upon the sabbath day. و گروهی بسیار بر وی جمع آمدند، بقسمی که او به کشتی سوار شده، قرار گرفت و تمامی آن گروه بر ساحل ایستادند؛ bible_en_fa But he said unto them, Have ye not read what David did, when he was an hungred, and they that were with him; و معانی بسیار به مثلها برای ایشان گفت: «وقتی برزگری بجهت پاشیدن تخم بیرون شد. bible_en_fa How he entered into the house of God, and did eat the shewbread, which was not lawful for him to eat, neither for them which were with him, but only for the priests? و چون تخم می‌پاشید، قدری در راه افتاد ومرغان آمده، آن را خوردند. bible_en_fa Or have ye not read in the law, how that on the sabbath days the priests in the temple profane the sabbath, and are blameless? و بعضی برسنگلاخ جایی که خاک زیاد نداشت افتاده، بزودی سبز شد، چونکه زمین عمق نداشت، bible_en_fa But I say unto you, That in this place is one greater than the temple. وچون آفتاب برآمد بسوخت و چون ریشه نداشت خشکید. bible_en_fa But if ye had known what this meaneth, I will have mercy, and not sacrifice, ye would not have condemned the guiltless. و بعضی در میان خارها ریخته شد وخارها نمو کرده، آن را خفه نمود. bible_en_fa For the Son of man is Lord even of the sabbath day. و برخی درزمین نیکو کاشته شده، بار آورد، بعضی صد وبعضی شصت و بعضی سی. bible_en_fa And when he was departed thence, he went into their synagogue: هر‌که گوش شنوادارد بشنود.» bible_en_fa And, behold, there was a man which had his hand withered. And they asked him, saying, Is it lawful to heal on the sabbath days? that they might accuse him. آنگاه شاگردانش آمده، به وی گفتند: «ازچه جهت با اینها به مثلها سخن می‌رانی؟» bible_en_fa And he said unto them, What man shall there be among you, that shall have one sheep, and if it fall into a pit on the sabbath day, will he not lay hold on it, and lift it out? درجواب ایشان گفت: «دانستن اسرار ملکوت آسمان به شما عطا شده است، لیکن بدیشان عطانشده، bible_en_fa How much then is a man better than a sheep? Wherefore it is lawful to do well on the sabbath days. زیرا هر‌که دارد بدو داده شود و افزونی یابد. اما کسی‌که ندارد آنچه دارد هم از او گرفته خواهد شد. bible_en_fa Then saith he to the man, Stretch forth thine hand. And he stretched it forth; and it was restored whole, like as the other. از این جهت با اینها به مثلها سخن می گویم که نگرانند و نمی بینند و شنوا هستند ونمی شنوند و نمی فهمند. bible_en_fa Then the Pharisees went out, and held a council against him, how they might destroy him. و در حق ایشان نبوت اشعیا تمام می‌شود که می‌گوید: "به سمع خواهید شنید و نخواهید فهمید و نظر کرده، خواهید نگریست و نخواهید دید. bible_en_fa But when Jesus knew it, he withdrew himself from thence: and great multitudes followed him, and he healed them all; زیرا قلب این قوم سنگین شده و به گوشها به سنگینی شنیده‌اند و چشمان خود را بر هم نهاده‌اند، مبادابه چشمها ببینند و به گوشها بشنوند و به دلهابفهمند و بازگشت کنند و من ایشان را شفا دهم." bible_en_fa And charged them that they should not make him known: لیکن خوشابه‌حال چشمان شما زیرا که می‌بینند و گوشهای شما زیرا که می‌شنوند bible_en_fa That it might be fulfilled which was spoken by Esaias the prophet, saying, زیرا هرآینه به شما می‌گویم بسا انبیا وعادلان خواستند که آنچه شما می‌بینید، ببینندو ندیدند و آنچه می‌شنوید، بشنوند ونشنیدند. bible_en_fa Behold my servant, whom I have chosen; my beloved, in whom my soul is well pleased: I will put my spirit upon him, and he shall shew judgment to the Gentiles. پس شما مثل برزگر را بشنوید. bible_en_fa He shall not strive, nor cry; neither shall any man hear his voice in the streets. کسی‌که کلمه ملکوت را شنیده، آن را نفهمید، شریرمی آید و آنچه در دل او کاشته شده است می‌رباید، همان است آنکه در راه کاشته شده است. bible_en_fa A bruised reed shall he not break, and smoking flax shall he not quench, till he send forth judgment unto victory. و آنکه بر سنگلاخ ریخته شده، اوست که کلام را شنیده، فی الفور به خشنودی قبول می‌کند، bible_en_fa And in his name shall the Gentiles trust. و لکن ریشه‌ای در خود ندارد، بلکه فانی است و هرگاه سختی یا صدمه‌ای به‌سبب کلام بر او وارد آید، در ساعت لغزش می‌خورد. bible_en_fa Then was brought unto him one possessed with a devil, blind, and dumb: and he healed him, insomuch that the blind and dumb both spake and saw. و آنکه در میان خارها ریخته شد، آن است که کلام را بشنود واندیشه این جهان و غرور دولت، کلام را خفه کند و بی‌ثمر گردد. bible_en_fa And all the people were amazed, and said, Is not this the son of David? و آنکه درزمین نیکو کاشته شد، آن است که کلام را شنیده، آن را می‌فهمد و بارآور شده، بعضی صد و بعضی شصت و بعضی سی ثمر می‌آورد.» bible_en_fa But when the Pharisees heard it, they said, This fellow doth not cast out devils, but by Beelzebub the prince of the devils. و مثلی دیگر بجهت ایشان آورده، گفت: «ملکوت آسمان مردی را ماند که تخم نیکو درزمین خود کاشت: bible_en_fa And Jesus knew their thoughts, and said unto them, Every kingdom divided against itself is brought to desolation; and every city or house divided against itself shall not stand: و چون مردم در خواب بودند دشمنش آمده، در میان گندم، کرکاس ریخته، برفت. bible_en_fa And if Satan cast out Satan, he is divided against himself; how shall then his kingdom stand? و وقتی که گندم رویید و خوشه برآورد، کرکاس نیز ظاهر شد. bible_en_fa And if I by Beelzebub cast out devils, by whom do your children cast them out? therefore they shall be your judges. پس نوکران صاحب‌خانه آمده، به وی عرض کردند: "ای آقامگر تخم نیکو در زمین خویش نکاشته‌ای؟ پس ازکجا کرکاس بهم رسانید؟" bible_en_fa But if I cast out devils by the Spirit of God, then the kingdom of God is come unto you. ایشان را فرمود: "این کار دشمن است." عرض کردند: "آیامی خواهی برویم آنها را جمع کنیم؟" bible_en_fa Or else how can one enter into a strong man's house, and spoil his goods, except he first bind the strong man? and then he will spoil his house. فرمود: "نی، مبادا وقت جمع کردن کرکاس، گندم را باآنها برکنید. bible_en_fa He that is not with me is against me; and he that gathereth not with me scattereth abroad. بگذارید که هر دو تا وقت حصاد باهم نمو کنند و در موسم حصاد، دروگران راخواهم گفت که اول کرکاسها را جمع کرده، آنهارا برای سوختن بافه‌ها ببندید اما گندم را در انبارمن ذخیره کنید."» مثل دانه خردل bible_en_fa Wherefore I say unto you, All manner of sin and blasphemy shall be forgiven unto men: but the blasphemy against the Holy Ghost shall not be forgiven unto men. بار دیگر مثلی برای ایشان زده، گفت: «ملکوت آسمان مثل دانه خردلی است که شخصی گرفته، در مزرعه خویش کاشت. bible_en_fa And whosoever speaketh a word against the Son of man, it shall be forgiven him: but whosoever speaketh against the Holy Ghost, it shall not be forgiven him, neither in this world, neither in the world to come. وهرچند از سایر دانه‌ها کوچکتر است، ولی چون نمو کند بزرگترین بقول است و درختی می‌شودچنانکه مرغان هوا آمده در شاخه هایش آشیانه می گیرند.» bible_en_fa Either make the tree good, and his fruit good; or else make the tree corrupt, and his fruit corrupt: for the tree is known by his fruit. و مثلی دیگر برای ایشان گفت که ملکوت آسمان خمیرمایه‌ای را ماند که زنی آن را گرفته، در سه کیل خمیر پنهان کرد تا تمام، مخمر گشت. bible_en_fa O generation of vipers, how can ye, being evil, speak good things? for out of the abundance of the heart the mouth speaketh. همه این معانی را عیسی با آن گروه به مثلهاگفت و بدون مثل بدیشان هیچ نگفت، bible_en_fa A good man out of the good treasure of the heart bringeth forth good things: and an evil man out of the evil treasure bringeth forth evil things. تا تمام گردد کلامی که به زبان نبی گفته شد: «دهان خودرا به مثلها باز می‌کنم و به چیزهای مخفی شده ازبنای عالم تنطق خواهم کرد.» bible_en_fa But I say unto you, That every idle word that men shall speak, they shall give account thereof in the day of judgment. آنگاه عیسی آن گروه را مرخص کرده، داخل خانه گشت و شاگردانش نزد وی آمده، گفتند: «مثل کرکاس مزرعه را بجهت ما شرح فرما.» bible_en_fa For by thy words thou shalt be justified, and by thy words thou shalt be condemned. در جواب ایشان گفت: «آنکه بذر نیکومی کارد پسر انسان است، bible_en_fa Then certain of the scribes and of the Pharisees answered, saying, Master, we would see a sign from thee. و مزرعه، این جهان است و تخم نیکو ابنای ملکوت و کرکاسها، پسران شریرند. bible_en_fa But he answered and said unto them, An evil and adulterous generation seeketh after a sign; and there shall no sign be given to it, but the sign of the prophet Jonas: و دشمنی که آنها را کاشت، ابلیس است و موسم حصاد، عاقبت این عالم ودروندگان، فرشتگانند. bible_en_fa For as Jonas was three days and three nights in the whale's belly; so shall the Son of man be three days and three nights in the heart of the earth. پس همچنان‌که کرکاسها را جمع کرده، در آتش می‌سوزانند، همانطور در عاقبت این عالم خواهد شد، bible_en_fa The men of Nineveh shall rise in judgment with this generation, and shall condemn it: because they repented at the preaching of Jonas; and, behold, a greater than Jonas is here. که پسر انسان ملائکه خود را فرستاده، همه لغزش دهندگان و بدکاران را جمع خواهند کرد، bible_en_fa The queen of the south shall rise up in the judgment with this generation, and shall condemn it: for she came from the uttermost parts of the earth to hear the wisdom of Solomon; and, behold, a greater than Solomon is here. و ایشان را به تنور آتش خواهند انداخت، جایی که گریه و فشار دندان بود. bible_en_fa When the unclean spirit is gone out of a man, he walketh through dry places, seeking rest, and findeth none. آنگاه عادلان در ملکوت پدر خود مثل آفتاب، درخشان خواهند شد. هر‌که گوش شنوا دارد بشنود. bible_en_fa Then he saith, I will return into my house from whence I came out; and when he is come, he findeth it empty, swept, and garnished. «و ملکوت آسمان گنجی را ماند، مخفی شده در زمین که شخصی آن را یافته، پنهان نمودو از خوشی آن رفته، آنچه داشت فروخت و آن زمین را خرید. bible_en_fa Then goeth he, and taketh with himself seven other spirits more wicked than himself, and they enter in and dwell there: and the last state of that man is worse than the first. Even so shall it be also unto this wicked generation. «باز ملکوت آسمان تاجری را ماند که جویای مرواریدهای خوب باشد، bible_en_fa While he yet talked to the people, behold, his mother and his brethren stood without, desiring to speak with him. و چون یک مروارید گرانبها یافت، رفت و مایملک خود رافروخته، آن را خرید. bible_en_fa Then one said unto him, Behold, thy mother and thy brethren stand without, desiring to speak with thee. «ایض ملکوت آسمان مثل دامی است که به دریا افکنده شود و از هر جنسی به آن درآید، bible_en_fa But he answered and said unto him that told him, Who is my mother? and who are my brethren? وچون پر شود، به کناره‌اش کشند و نشسته، خوبهارا در ظروف جمع کنند و بدها را دور اندازند. bible_en_fa And he stretched forth his hand toward his disciples, and said, Behold my mother and my brethren! بدینطور در آخر این عالم خواهد شد. فرشتگان بیرون آمده، طالحین را از میان صالحین جدا کرده، bible_en_fa For whosoever shall do the will of my Father which is in heaven, the same is my brother, and sister, and mother. ایشان را در تنور آتش خواهندانداخت، جایی که گریه و فشار دندان می‌باشد.» bible_en_fa The same day went Jesus out of the house, and sat by the sea side. عیسی ایشان را گفت: «آیا همه این امور رافهمیده‌اید؟» گفتندش: «بلی خداوندا.» bible_en_fa And great multitudes were gathered together unto him, so that he went into a ship, and sat; and the whole multitude stood on the shore. به ایشان گفت: «بنابراین، هر کاتبی که در ملکوت آسمان تعلیم یافته است، مثل صاحب‌خانه‌ای است که از خزانه خویش چیزهای نو و کهنه بیرون می‌آورد.» bible_en_fa And he spake many things unto them in parables, saying, Behold, a sower went forth to sow; و چون عیسی این مثلها را به اتمام رسانید، از آن موضع روانه شد. bible_en_fa And when he sowed, some seeds fell by the way side, and the fowls came and devoured them up: و چون به وطن خویش آمد، ایشان را در کنیسه ایشان تعلیم داد، بقسمی که متعجب شده، گفتند: «از کجا این شخص چنین حکمت و معجزات را بهم رسانید؟ bible_en_fa Some fell upon stony places, where they had not much earth: and forthwith they sprung up, because they had no deepness of earth: آیا این پسر نجار نمی باشد؟ و آیا مادرش مریم نامی نیست؟ و برادرانش یعقوب و یوسف و شمعون ویهودا؟ bible_en_fa And when the sun was up, they were scorched; and because they had no root, they withered away. و همه خواهرانش نزد ما نمی باشند؟ پس این همه را از کجا بهم رسانید؟» bible_en_fa And some fell among thorns; and the thorns sprung up, and choked them: و درباره او لغزش خوردند. لیکن عیسی بدیشان گفت: «نبی بی‌حرمت نباشد مگر در وطن و خانه خویش.»و به‌سبب بی‌ایمانی‌ایشان معجزه بسیار در آنجا ظاهر نساخت. bible_en_fa But other fell into good ground, and brought forth fruit, some an hundredfold, some sixtyfold, some thirtyfold. و به‌سبب بی‌ایمانی‌ایشان معجزه بسیار در آنجا ظاهر نساخت. bible_en_fa Who hath ears to hear, let him hear. در آن هنگام هیرودیس تیترارخ چون شهرت عیسی را شنید، bible_en_fa And the disciples came, and said unto him, Why speakest thou unto them in parables? به خادمان خود گفت: «این است یحیی تعمید‌دهنده که ازمردگان برخاسته است، و از این جهت معجزات از او صادر می‌گردد.» bible_en_fa He answered and said unto them, Because it is given unto you to know the mysteries of the kingdom of heaven, but to them it is not given. زیرا که هیرودیس یحیی را بخاطر هیرودیا، زن برادر خود فیلپس گرفته، در بند نهاده و در زندان انداخته بود؛ bible_en_fa For whosoever hath, to him shall be given, and he shall have more abundance: but whosoever hath not, from him shall be taken away even that he hath. چون که یحیی بدو همی گفت: «نگاه داشتن وی بر تو حلال نیست.» bible_en_fa Therefore speak I to them in parables: because they seeing see not; and hearing they hear not, neither do they understand. و وقتی که قصد قتل او کرد، از مردم ترسید زیرا که او را نبی می‌دانستند. bible_en_fa And in them is fulfilled the prophecy of Esaias, which saith, By hearing ye shall hear, and shall not understand; and seeing ye shall see, and shall not perceive: اما چون بزم میلاد هیرودیس را می‌آراستند، دختر هیرودیا درمجلس رقص کرده، هیرودیس را شاد نمود. bible_en_fa For this people's heart is waxed gross, and their ears are dull of hearing, and their eyes they have closed; lest at any time they should see with their eyes, and hear with their ears, and should understand with their heart, and should be converted, and I should heal them. از این‌رو قسم خورده، وعده داد که آنچه خواهدبدو بدهد. bible_en_fa But blessed are your eyes, for they see: and your ears, for they hear. و او از ترغیب مادر خود گفت که «سریحیی تعمید‌دهنده را الان در طبقی به من عنایت فرما.» bible_en_fa For verily I say unto you, That many prophets and righteous men have desired to see those things which ye see, and have not seen them; and to hear those things which ye hear, and have not heard them. آنگاه پادشاه برنجید، لیکن بجهت پاس قسم و خاطر همنشینان خود، فرمود که بدهند. bible_en_fa Hear ye therefore the parable of the sower. و فرستاده، سر یحیی را در زندان از تن جدا کرد، bible_en_fa When any one heareth the word of the kingdom, and understandeth it not, then cometh the wicked one, and catcheth away that which was sown in his heart. This is he which received seed by the way side. و سر او را در طشتی گذارده، به دختر تسلیم نمودند و او آن را نزد مادر خود برد. bible_en_fa But he that received the seed into stony places, the same is he that heareth the word, and anon with joy receiveth it; پس شاگردانش آمده، جسد او را برداشته، به خاک سپردند و رفته، عیسی را اطلاع دادند. bible_en_fa Yet hath he not root in himself, but dureth for a while: for when tribulation or persecution ariseth because of the word, by and by he is offended. و چون عیسی این را شنید، به کشتی سوارشده، از آنجا به ویرانه‌ای به خلوت رفت. و چون مردم شنیدند، از شهرها به راه خشکی از عقب وی روانه شدند. bible_en_fa He also that received seed among the thorns is he that heareth the word; and the care of this world, and the deceitfulness of riches, choke the word, and he becometh unfruitful. پس عیسی بیرون آمده، گروهی بسیار دیده، بر ایشان رحم فرمود وبیماران ایشان را شفا داد. bible_en_fa But he that received seed into the good ground is he that heareth the word, and understandeth it; which also beareth fruit, and bringeth forth, some an hundredfold, some sixty, some thirty. و در وقت عصر، شاگردانش نزد وی آمده، گفتند: «این موضع ویرانه است و وقت الان گذشته. پس این گروه رامرخص فرما تا به دهات رفته بجهت خود غذابخرند.» bible_en_fa Another parable put he forth unto them, saying, The kingdom of heaven is likened unto a man which sowed good seed in his field: عیسی ایشان را گفت: «احتیاج به رفتن ندارند. شما ایشان را غذا دهید.» bible_en_fa But while men slept, his enemy came and sowed tares among the wheat, and went his way. بدو گفتند: «در اینجا جز پنج نان و دو ماهی نداریم!» bible_en_fa But when the blade was sprung up, and brought forth fruit, then appeared the tares also. گفت: «آنها را اینجا به نزد من بیاورید!» bible_en_fa So the servants of the householder came and said unto him, Sir, didst not thou sow good seed in thy field? from whence then hath it tares? وبدان جماعت فرمود تا بر سبزه نشستند و پنج نان و دو ماهی را گرفته، به سوی آسمان نگریسته، برکت داد و نان را پاره کرده، به شاگردان سپرد وشاگردان بدان جماعت. bible_en_fa He said unto them, An enemy hath done this. The servants said unto him, Wilt thou then that we go and gather them up? و همه خورده، سیر شدند و از پاره های باقی‌مانده دوازده سبد پرکرده، برداشتند. bible_en_fa But he said, Nay; lest while ye gather up the tares, ye root up also the wheat with them. و خورندگان سوای زنان واطفال قریب به پنج هزار مرد بودند. bible_en_fa Let both grow together until the harvest: and in the time of harvest I will say to the reapers, Gather ye together first the tares, and bind them in bundles to burn them: but gather the wheat into my barn. بی‌درنگ عیسی شاگردان خود را اصرارنمود تا به کشتی سوار شده، پیش از وی به کناره دیگر روانه شوند تا آن گروه را رخصت دهد. bible_en_fa Another parable put he forth unto them, saying, The kingdom of heaven is like to a grain of mustard seed, which a man took, and sowed in his field: وچون مردم را روانه نمود، به خلوت برای عبادت بر فراز کوهی برآمد. و وقت شام در آنجا تنها بود. bible_en_fa Which indeed is the least of all seeds: but when it is grown, it is the greatest among herbs, and becometh a tree, so that the birds of the air come and lodge in the branches thereof. اما کشتی در آن وقت در میان دریا به‌سبب بادمخالف که می‌وزید، به امواج گرفتار بود. bible_en_fa Another parable spake he unto them; The kingdom of heaven is like unto leaven, which a woman took, and hid in three measures of meal, till the whole was leavened. و درپاس چهارم از شب، عیسی بر دریا خرامیده، به سوی ایشان روانه گردید. bible_en_fa All these things spake Jesus unto the multitude in parables; and without a parable spake he not unto them: اما چون شاگردان، او را بر دریا خرامان دیدند، مضطرب شده، گفتندکه خیالی است؛ و از خوف فریاد برآوردند. bible_en_fa That it might be fulfilled which was spoken by the prophet, saying, I will open my mouth in parables; I will utter things which have been kept secret from the foundation of the world. اماعیسی ایشان را بی‌تامل خطاب کرده، گفت: «خاطر جمع دارید! منم ترسان مباشید!» bible_en_fa Then Jesus sent the multitude away, and went into the house: and his disciples came unto him, saying, Declare unto us the parable of the tares of the field. پطرس در جواب او گفت: «خداوندا، اگر تویی مرا بفرما تا بر روی آب، نزد تو آیم.» bible_en_fa He answered and said unto them, He that soweth the good seed is the Son of man; گفت: «بیا!» در ساعت پطرس از کشتی فرود شده، برروی آب روانه شد تا نزد عیسی آید. bible_en_fa The field is the world; the good seed are the children of the kingdom; but the tares are the children of the wicked one; لیکن چون باد را شدید دید، ترسان گشت و مشرف به غرق شده، فریاد برآورده، گفت: «خداوندا مرادریاب.» bible_en_fa The enemy that sowed them is the devil; the harvest is the end of the world; and the reapers are the angels. عیسی بی‌درنگ دست آورده، او رابگرفت و گفت: «ای کم‌ایمان، چرا شک آوردی؟» bible_en_fa As therefore the tares are gathered and burned in the fire; so shall it be in the end of this world. و چون به کشتی سوار شدند، بادساکن گردید. bible_en_fa The Son of man shall send forth his angels, and they shall gather out of his kingdom all things that offend, and them which do iniquity; پس اهل کشتی آمده، او راپرستش کرده، گفتند: «فی الحقیقه تو پسر خدا هستی!» bible_en_fa And shall cast them into a furnace of fire: there shall be wailing and gnashing of teeth. آنگاه عبور کرده، به زمین جنیسره آمدند، bible_en_fa Then shall the righteous shine forth as the sun in the kingdom of their Father. Who hath ears to hear, let him hear. و اهل آن موضع او را شناخته، به همگی آن نواحی فرستاده، همه بیماران را نزد او آوردند،و از او اجازت خواستند که محض دامن ردایش را لمس کنند و هر‌که لمس کرد، صحت کامل یافت. bible_en_fa Again, the kingdom of heaven is like unto treasure hid in a field; the which when a man hath found, he hideth, and for joy thereof goeth and selleth all that he hath, and buyeth that field. و از او اجازت خواستند که محض دامن ردایش را لمس کنند و هر‌که لمس کرد، صحت کامل یافت. bible_en_fa Again, the kingdom of heaven is like unto a merchant man, seeking goodly pearls: آنگاه کاتبان و فریسیان اورشلیم نزدعیسی آمده، گفتند: bible_en_fa Who, when he had found one pearl of great price, went and sold all that he had, and bought it. «چون است که شاگردان تو از تقلید مشایخ تجاوز می‌نمایند، زیرا هرگاه نان می‌خورند دست خود رانمی شویند؟» bible_en_fa Again, the kingdom of heaven is like unto a net, that was cast into the sea, and gathered of every kind: او در جواب ایشان گفت: «شمانیز به تقلید خویش، از حکم خدا چرا تجاوزمی کنید؟ bible_en_fa Which, when it was full, they drew to shore, and sat down, and gathered the good into vessels, but cast the bad away. زیرا خدا حکم داده است که مادر وپدر خود را حرمت دار و هرکه پدر یا مادر رادشنام دهد البته هلاک گردد. bible_en_fa So shall it be at the end of the world: the angels shall come forth, and sever the wicked from among the just, لیکن شمامی گویید هر‌که پدر یا مادر خود را گوید آنچه ازمن به تو نفع رسد هدیه‌ای است، bible_en_fa And shall cast them into the furnace of fire: there shall be wailing and gnashing of teeth. و پدر یا مادرخود را بعد از آن احترام نمی نماید. پس به تقلیدخود، حکم خدا را باطل نموده‌اید. bible_en_fa Jesus saith unto them, Have ye understood all these things? They say unto him, Yea, Lord. ‌ای ریاکاران، اشعیاء در باره شما نیکو نبوت نموده است که گفت: bible_en_fa Then said he unto them, Therefore every scribe which is instructed unto the kingdom of heaven is like unto a man that is an householder, which bringeth forth out of his treasure things new and old. این قوم به زبانهای خود به من تقرب می‌جویند و به لبهای خویش مرا تمجیدمی نمایند، لیکن دلشان از من دور است. bible_en_fa And it came to pass, that when Jesus had finished these parables, he departed thence. پس عبادت مرا عبث می‌کنند زیرا که احکام مردم رابمنزله فرایض تعلیم می‌دهند.» bible_en_fa And when he was come into his own country, he taught them in their synagogue, insomuch that they were astonished, and said, Whence hath this man this wisdom, and these mighty works? و آن جماعت را خوانده، بدیشان گفت: «گوش داده، بفهمید؛ bible_en_fa Is not this the carpenter's son? is not his mother called Mary? and his brethren, James, and Joses, and Simon, and Judas? نه آنچه به دهان فرومی رود انسان را نجس می‌سازد بلکه آنچه از دهان بیرون می‌آید انسان را نجس می‌گرداند.» bible_en_fa And his sisters, are they not all with us? Whence then hath this man all these things? آنگاه شاگردان وی آمده، گفتند: «آیا می‌دانی که فریسیان چون این سخن را شنیدند، مکروهش داشتند؟» bible_en_fa And they were offended in him. But Jesus said unto them, A prophet is not without honour, save in his own country, and in his own house. او در جواب گفت: «هر نهالی که پدرآسمانی من نکاشته باشد، کنده شود. bible_en_fa And he did not many mighty works there because of their unbelief. ایشان راواگذارید، کوران راهنمایان کورانند و هرگاه کور، کور را راهنما شود، هر دو در چاه افتند. bible_en_fa At that time Herod the tetrarch heard of the fame of Jesus, پطرس در جواب او گفت: «این مثل را برای ما شرح فرما.» bible_en_fa And said unto his servants, This is John the Baptist; he is risen from the dead; and therefore mighty works do shew forth themselves in him. عیسی گفت: «آیا شما نیز تا به حال بی‌ادراک هستید؟ bible_en_fa For Herod had laid hold on John, and bound him, and put him in prison for Herodias' sake, his brother Philip's wife. یا هنوز نیافته‌اید که آنچه از دهان فرو می‌رود، داخل شکم می‌گردد ودر مبرز افکنده می‌شود؟ bible_en_fa For John said unto him, It is not lawful for thee to have her. لیکن آنچه از دهان برآید، از دل صادر می‌گردد و این چیزها است که انسان را نجس می‌سازد. bible_en_fa And when he would have put him to death, he feared the multitude, because they counted him as a prophet. زیرا که از دل برمی آید، خیالات بد و قتلها و زناها و فسقها ودزدیها و شهادات دروغ و کفرها. bible_en_fa But when Herod's birthday was kept, the daughter of Herodias danced before them, and pleased Herod. اینها است که انسان را نجس می‌سازد، لیکن خوردن به‌دستهای ناشسته، انسان را نجس نمی گرداند.» bible_en_fa Whereupon he promised with an oath to give her whatsoever she would ask. پس عیسی از آنجا بیرون شده، به دیارصور و صیدون رفت. bible_en_fa And she, being before instructed of her mother, said, Give me here John Baptist's head in a charger. ناگاه زن کنعانیه‌ای از آن حدود بیرون آمده، فریاد‌کنان وی را گفت: «خداوندا، پسر داودا، بر من رحم کن زیرا دختر من سخت دیوانه است.» bible_en_fa And the king was sorry: nevertheless for the oath's sake, and them which sat with him at meat, he commanded it to be given her. لیکن هیچ جوابش نداد تا شاگردان او پیش آمده، خواهش نمودند که «او را مرخص فرمای زیرا در عقب ما شورش می‌کند.» bible_en_fa And he sent, and beheaded John in the prison. او در جواب گفت: «فرستاده نشده‌ام مگر بجهت گوسفندان گم شده خاندان اسرائیل.» bible_en_fa And his head was brought in a charger, and given to the damsel: and she brought it to her mother. پس آن زن آمده، او را پرستش کرده، گفت: «خداوندا مرا یاری کن.» bible_en_fa And his disciples came, and took up the body, and buried it, and went and told Jesus. در جواب گفت که «نان فرزندان را گرفتن و نزد سگان انداختن جایزنیست.» bible_en_fa When Jesus heard of it, he departed thence by ship into a desert place apart: and when the people had heard thereof, they followed him on foot out of the cities. عرض کرد: «بلی خداوندا، زیرا سگان نیز از پاره های افتاده سفره آقایان خویش می‌خورند.» bible_en_fa And Jesus went forth, and saw a great multitude, and was moved with compassion toward them, and he healed their sick. آنگاه عیسی در جواب او گفت: «ای زن! ایمان تو عظیم است! تو را برحسب خواهش تو بشود.» که در همان ساعت، دخترش شفا یافت. bible_en_fa And when it was evening, his disciples came to him, saying, This is a desert place, and the time is now past; send the multitude away, that they may go into the villages, and buy themselves victuals. عیسی از آنجا حرکت کرده، به کناره دریای جلیل آمد و برفراز کوه برآمده، آنجا بنشست. bible_en_fa But Jesus said unto them, They need not depart; give ye them to eat. و گروهی بسیار، لنگان و کوران و گنگان وشلان و جمعی از دیگران را با خود برداشته، نزداو آمدند و ایشان را بر پایهای عیسی افکندند وایشان را شفا داد، bible_en_fa And they say unto him, We have here but five loaves, and two fishes. بقسمی که آن جماعت، چون گنگان را گویا و شلان را تندرست و لنگان راخرامان و کوران را بینا دیدند، متعجب شده، خدای اسرائیل را تمجید کردند. bible_en_fa He said, Bring them hither to me. عیسی شاگردان خود را پیش طلبیده، گفت: «مرا بر این جماعت دل بسوخت زیرا که الحال سه روز است که با من می‌باشند و هیچ‌چیز برای خوراک ندارند و نمی خواهم ایشان را گرسنه برگردانم مبادا در راه ضعف کنند.» bible_en_fa And he commanded the multitude to sit down on the grass, and took the five loaves, and the two fishes, and looking up to heaven, he blessed, and brake, and gave the loaves to his disciples, and the disciples to the multitude. شاگردانش به او گفتند: «از کجا در بیابان ما را آنقدر نان باشدکه چنین انبوه را سیر کند؟» bible_en_fa And they did all eat, and were filled: and they took up of the fragments that remained twelve baskets full. عیسی ایشان راگفت: «چند نان دارید؟» گفتند: «هفت نان و قدری از ماهیان کوچک.» bible_en_fa And they that had eaten were about five thousand men, beside women and children. پس مردم را فرمود تا برزمین بنشینند. bible_en_fa And straightway Jesus constrained his disciples to get into a ship, and to go before him unto the other side, while he sent the multitudes away. و آن هفت نان و ماهیان را گرفته، شکر نمود و پاره کرده، به شاگردان خود داد وشاگردان به آن جماعت. bible_en_fa And when he had sent the multitudes away, he went up into a mountain apart to pray: and when the evening was come, he was there alone. و همه خورده، سیرشدند و از خرده های باقی‌مانده هفت زنبیل پربرداشتند. bible_en_fa But the ship was now in the midst of the sea, tossed with waves: for the wind was contrary. و خورندگان، سوای زنان و اطفال چهار هزار مرد بودند.پس آن گروه را رخصت داد و به کشتی سوار شده، به حدود مجدل آمد. bible_en_fa And in the fourth watch of the night Jesus went unto them, walking on the sea. پس آن گروه را رخصت داد و به کشتی سوار شده، به حدود مجدل آمد. bible_en_fa And when the disciples saw him walking on the sea, they were troubled, saying, It is a spirit; and they cried out for fear. آنگاه فریسیان و صدوقیان نزد او آمده، از روی امتحان از وی خواستند که آیتی آسمانی برای ایشان ظاهر سازد. bible_en_fa But straightway Jesus spake unto them, saying, Be of good cheer; it is I; be not afraid. ایشان راجواب داد که «در وقت عصر می‌گویید هوا خوش خواهد بود زیرا آسمان سرخ است؛ bible_en_fa And Peter answered him and said, Lord, if it be thou, bid me come unto thee on the water. وصبحگاهان می‌گویید امروز هوا بد خواهد شدزیرا که آسمان سرخ و گرفته است. ای ریاکاران می‌دانید صورت آسمان را تمییز دهید، اماعلامات زمانها را نمی توانید! bible_en_fa And he said, Come. And when Peter was come down out of the ship, he walked on the water, to go to Jesus. فرقه شریر زناکار، آیتی می‌طلبند و آیتی بدیشان عطا نخواهد شدجز آیت یونس نبی.» پس ایشان را رها کرده، روانه شد. bible_en_fa But when he saw the wind boisterous, he was afraid; and beginning to sink, he cried, saying, Lord, save me. و شاگردانش چون بدان طرف می‌رفتند، فراموش کردند که نان بردارند. bible_en_fa And immediately Jesus stretched forth his hand, and caught him, and said unto him, O thou of little faith, wherefore didst thou doubt? عیسی ایشان راگفت: «آگاه باشید که از خمیرمایه فریسیان وصدوقیان احتیاط کنید!» bible_en_fa And when they were come into the ship, the wind ceased. پس ایشان در خودتفکر نموده، گفتند: «از آن است که نان برنداشته‌ایم.» bible_en_fa Then they that were in the ship came and worshipped him, saying, Of a truth thou art the Son of God. عیسی این را درک نموده، بدیشان گفت: «ای سست‌ایمانان، چرا در خود تفکرمی کنید از آنجهت که نان نیاورده‌اید؟ bible_en_fa And when they were gone over, they came into the land of Gennesaret. آیا هنوزنفهمیده و یاد نیاورده‌اید آن پنج نان و پنج هزارنفر و چند سبدی را که برداشتید؟ bible_en_fa And when the men of that place had knowledge of him, they sent out into all that country round about, and brought unto him all that were diseased; و نه آن هفت نان و چهار هزار نفر و چند زنبیلی را که برداشتید؟» bible_en_fa And besought him that they might only touch the hem of his garment: and as many as touched were made perfectly whole. پس چرا نفهمیدید که درباره نان شما را نگفتم که از خمیرمایه فریسیان وصدوقیان احتیاط کنید؟» bible_en_fa Then came to Jesus scribes and Pharisees, which were of Jerusalem, saying, آنگاه دریافتند که نه از خمیرمایه نان بلکه از تعلیم فریسیان وصدوقیان حکم به احتیاط فرموده است. bible_en_fa Why do thy disciples transgress the tradition of the elders? for they wash not their hands when they eat bread. و هنگامی که عیسی به نواحی قیصریه فیلپس آمد، از شاگردان خود پرسیده، گفت: «مردم مرا که پسر انسانم چه شخص می‌گویند؟» bible_en_fa But he answered and said unto them, Why do ye also transgress the commandment of God by your tradition? گفتند: «بعضی یحیی تعمید‌دهنده و بعضی الیاس و بعضی ارمیا یا یکی از انبیا.» bible_en_fa For God commanded, saying, Honour thy father and mother: and, He that curseth father or mother, let him die the death. ایشان راگفت: «شما مرا که می‌دانید؟» bible_en_fa But ye say, Whosoever shall say to his father or his mother, It is a gift, by whatsoever thou mightest be profited by me; شمعون پطرس در جواب گفت که «تویی مسیح، پسر خدای زنده!» bible_en_fa And honour not his father or his mother, he shall be free. Thus have ye made the commandment of God of none effect by your tradition. عیسی در جواب وی گفت: «خوشابحال تو‌ای شمعون بن یونا! زیرا جسم وخون این را بر تو کشف نکرده، بلکه پدر من که درآسمان است. bible_en_fa Ye hypocrites, well did Esaias prophesy of you, saying, و من نیز تو را می‌گویم که تویی پطرس و بر این صخره کلیسای خود را بنا می‌کنم و ابواب جهنم بر آن استیلا نخواهد یافت. bible_en_fa This people draweth nigh unto me with their mouth, and honoureth me with their lips; but their heart is far from me. وکلیدهای ملکوت آسمان را به تو می‌سپارم؛ وآنچه بر زمین ببندی در آسمان بسته گردد و آنچه در زمین گشایی در آسمان گشاده شود. bible_en_fa But in vain they do worship me, teaching for doctrines the commandments of men. آنگاه شاگردان خود را قدغن فرمود که به هیچ‌کس نگویند که او مسیح است. bible_en_fa And he called the multitude, and said unto them, Hear, and understand: و از آن زمان عیسی به شاگردان خودخبردادن آغاز کرد که رفتن او به اورشلیم وزحمت بسیار کشیدن از مشایخ و روسای کهنه وکاتبان و کشته شدن و در روز سوم برخاستن ضروری است. bible_en_fa Not that which goeth into the mouth defileth a man; but that which cometh out of the mouth, this defileth a man. و پطرس او را گرفته، شروع کرد به منع نمودن و گفت: «حاشا از تو‌ای خداوندکه این بر تو هرگز واقع نخواهد شد!» bible_en_fa Then came his disciples, and said unto him, Knowest thou that the Pharisees were offended, after they heard this saying? اما اوبرگشته، پطرس را گفت: «دور شو از من‌ای شیطان زیرا که باعث لغزش من می‌باشی، زیرا نه امورالهی را بلکه امور انسانی را تفکر می‌کنی!» bible_en_fa But he answered and said, Every plant, which my heavenly Father hath not planted, shall be rooted up. آنگاه عیسی به شاگردان خود گفت: «اگر کسی خواهدمتابعت من کند، باید خود را انکار کرده وصلیب خود را برداشته، از عقب من آید. bible_en_fa Let them alone: they be blind leaders of the blind. And if the blind lead the blind, both shall fall into the ditch. زیرا هر کس بخواهد جان خود را برهاند، آن را هلاک سازد؛ اما هر‌که جان خود را بخاطر من هلاک کند، آن را دریابد. bible_en_fa Then answered Peter and said unto him, Declare unto us this parable. زیرا شخص را چه سود دارد که تمام دنیا را ببرد و جان خود را ببازد؟ یا اینکه آدمی چه چیز را فدای جان خود خواهدساخت؟ bible_en_fa And Jesus said, Are ye also yet without understanding? زیرا که پسر انسان خواهد آمد درجلال پدر خویش به اتفاق ملائکه خود و در آن وقت هر کسی را موافق اعمالش جزا خواهد داد.هرآینه به شما می‌گویم که بعضی در اینجاحاضرند که تا پسر انسان را نبینند که در ملکوت خود می‌آید، ذائقه موت را نخواهند چشید.» bible_en_fa Do not ye yet understand, that whatsoever entereth in at the mouth goeth into the belly, and is cast out into the draught? هرآینه به شما می‌گویم که بعضی در اینجاحاضرند که تا پسر انسان را نبینند که در ملکوت خود می‌آید، ذائقه موت را نخواهند چشید.» bible_en_fa But those things which proceed out of the mouth come forth from the heart; and they defile the man. و بعد از شش روز، عیسی، پطرس ویعقوب و برادرش یوحنا را برداشته، ایشان را در خلوت به کوهی بلند برد. bible_en_fa For out of the heart proceed evil thoughts, murders, adulteries, fornications, thefts, false witness, blasphemies: و در نظرایشان هیات او متبدل گشت و چهره‌اش چون خورشید، درخشنده و جامه‌اش چون نور، سفیدگردید. bible_en_fa These are the things which defile a man: but to eat with unwashen hands defileth not a man. که ناگاه موسی و الیاس بر ایشان ظاهرشده، با او گفتگو می‌کردند. bible_en_fa Then Jesus went thence, and departed into the coasts of Tyre and Sidon. اما پطرس به عیسی متوجه شده، گفت که «خداوندا، بودن ما در اینجانیکو است! اگر بخواهی، سه سایبان در اینجابسازیم، یکی برای تو و یکی بجهت موسی ودیگری برای الیاس.» bible_en_fa And, behold, a woman of Canaan came out of the same coasts, and cried unto him, saying, Have mercy on me, O Lord, thou Son of David; my daughter is grievously vexed with a devil. و هنوز سخن بر زبانش بود که ناگاه ابری درخشنده بر ایشان سایه افکند واینک آوازی از ابر در‌رسید که «این است پسرحبیب من که از وی خشنودم. او را بشنوید!» bible_en_fa But he answered her not a word. And his disciples came and besought him, saying, Send her away; for she crieth after us. وچون شاگردان این را شنیدند، به روی در‌افتاده، بینهایت ترسان شدند. bible_en_fa But he answered and said, I am not sent but unto the lost sheep of the house of Israel. عیسی نزدیک آمده، ایشان را لمس نمود و گفت: «برخیزید و ترسان مباشید!» bible_en_fa Then came she and worshipped him, saying, Lord, help me. و چشمان خود را گشوده، هیچ‌کس راجز عیسی تنها ندیدند. bible_en_fa But he answered and said, It is not meet to take the children's bread, and to cast it to dogs. و چون ایشان از کوه به زیر می‌آمدند، عیسی ایشان را قدغن فرمود که «تاپسر انسان از مردگان برنخیزد، زنهار این‌رویا را به کسی باز نگویید.» bible_en_fa And she said, Truth, Lord: yet the dogs eat of the crumbs which fall from their masters' table. شاگردانش از او پرسیده، گفتند: «پس کاتبان چرا می‌گویند که می‌بایدالیاس اول آید؟» bible_en_fa Then Jesus answered and said unto her, O woman, great is thy faith: be it unto thee even as thou wilt. And her daughter was made whole from that very hour. او در جواب گفت: «البته الیاس می‌آید و تمام چیزها را اصلاح خواهدنمود. bible_en_fa And Jesus departed from thence, and came nigh unto the sea of Galilee; and went up into a mountain, and sat down there. لیکن به شما می‌گویم که الحال الیاس آمده است و او را نشناختند بلکه آنچه خواستندبا وی کردند؛ به همانطور پسر انسان نیز از ایشان زحمت خواهد دید. bible_en_fa And great multitudes came unto him, having with them those that were lame, blind, dumb, maimed, and many others, and cast them down at Jesus' feet; and he healed them: آنگاه شاگردان دریافتندکه درباره یحیی تعمیددهنده بدیشان سخن می‌گفت. bible_en_fa Insomuch that the multitude wondered, when they saw the dumb to speak, the maimed to be whole, the lame to walk, and the blind to see: and they glorified the God of Israel. و چون به نزد جماعت رسیدند، شخصی پیش آمده، نزد وی زانو زده، عرض کرد: bible_en_fa Then Jesus called his disciples unto him, and said, I have compassion on the multitude, because they continue with me now three days, and have nothing to eat: and I will not send them away fasting, lest they faint in the way. «خداوندا، بر پسر من رحم کن زیرا مصروع و به شدت متالم است، چنانکه بارها در آتش و مکرر در آب می‌افتد. bible_en_fa And his disciples say unto him, Whence should we have so much bread in the wilderness, as to fill so great a multitude? و او را نزد شاگردان تو آوردم، نتوانستند او را شفا دهند.» bible_en_fa And Jesus saith unto them, How many loaves have ye? And they said, Seven, and a few little fishes. عیسی در جواب گفت: «ای فرقه بی‌ایمان کج رفتار، تا به کی با شماباشیم و تا چند متحمل شما گردم؟ او را نزد من آورید.» bible_en_fa And he commanded the multitude to sit down on the ground. پس عیسی او را نهیب داده، دیو ازوی بیرون شد و در ساعت، آن پسر شفا یافت. bible_en_fa And he took the seven loaves and the fishes, and gave thanks, and brake them, and gave to his disciples, and the disciples to the multitude. اما شاگردان نزد عیسی آمده، در خلوت از اوپرسیدند: «چرا ما نتوانستیم او را بیرون کنیم؟ bible_en_fa And they did all eat, and were filled: and they took up of the broken meat that was left seven baskets full. عیسی ایشان را گفت: «به‌سبب بی‌ایمانی شما. زیرا هرآینه به شما می‌گویم، اگر ایمان به قدر دانه خردلی می‌داشتید، بدین کوه می‌گفتید از اینجابدانجا منتقل شو، البته منتقل می‌شد و هیچ امری بر شما محال نمی بود. bible_en_fa And they that did eat were four thousand men, beside women and children. لیکن این جنس جز به دعا و روزه بیرون نمی رود.» bible_en_fa And he sent away the multitude, and took ship, and came into the coasts of Magdala, و چون ایشان در جلیل می‌گشتند، عیسی بدیشان گفت: «پسر انسان بدست مردم تسلیم کرده خواهد شد، bible_en_fa The Pharisees also with the Sadducees came, and tempting desired him that he would shew them a sign from heaven. و او را خواهند کشت و درروز سوم خواهد برخاست.» پس بسیار محزون شدند. bible_en_fa He answered and said unto them, When it is evening, ye say, It will be fair weather: for the sky is red. و چون ایشان وارد کفرناحوم شدند، محصلان دو درهم نزد پطرس آمده، گفتند: «آیااستاد شما دو درهم را نمی دهد؟» bible_en_fa And in the morning, It will be foul weather to day: for the sky is red and lowring. O ye hypocrites, ye can discern the face of the sky; but can ye not discern the signs of the times? گفت: «بلی.» و چون به خانه درآمده، عیسی بر او سبقت نموده، گفت: «ای شمعون، چه گمان داری؟ پادشاهان جهان از چه کسان عشر و جزیه می‌گیرند؟ از فرزندان خویش یا از بیگانگان؟» bible_en_fa A wicked and adulterous generation seeketh after a sign; and there shall no sign be given unto it, but the sign of the prophet Jonas. And he left them, and departed. پطرس به وی گفت: «از بیگانگان.» عیسی بدوگفت: «پس یقین پسران آزادند!لیکن مبادا که ایشان را برنجانیم، به کناره دریا رفته، قلابی بینداز و اول ماهی که بیرون می‌آید، گرفته و دهانش راباز کرده، مبلغ چهار درهم خواهی یافت. آن رابرداشته، برای من و خود بدیشان بده!» bible_en_fa And when his disciples were come to the other side, they had forgotten to take bread. لیکن مبادا که ایشان را برنجانیم، به کناره دریا رفته، قلابی بینداز و اول ماهی که بیرون می‌آید، گرفته و دهانش راباز کرده، مبلغ چهار درهم خواهی یافت. آن رابرداشته، برای من و خود بدیشان بده!» bible_en_fa Then Jesus said unto them, Take heed and beware of the leaven of the Pharisees and of the Sadducees. در همان ساعت، شاگردان نزد عیسی آمده، گفتند: «چه کس در ملکوت آسمان بزرگتر است؟» bible_en_fa And they reasoned among themselves, saying, It is because we have taken no bread. آنگاه عیسی طفلی طلب نموده، در میان ایشان برپا داشت bible_en_fa Which when Jesus perceived, he said unto them, O ye of little faith, why reason ye among yourselves, because ye have brought no bread? و گفت: «هرآینه به شما می‌گویم تا بازگشت نکنید و مثل طفل کوچک نشوید، هرگز داخل ملکوت آسمان نخواهید شد. bible_en_fa Do ye not yet understand, neither remember the five loaves of the five thousand, and how many baskets ye took up? پس هر‌که مثل این بچه کوچک خود را فروتن سازد، همان در ملکوت آسمان بزرگتر است. bible_en_fa Neither the seven loaves of the four thousand, and how many baskets ye took up? و کسی‌که چنین طفلی را به اسم من قبول کند، مرا پذیرفته است. bible_en_fa How is it that ye do not understand that I spake it not to you concerning bread, that ye should beware of the leaven of the Pharisees and of the Sadducees? و هر‌که یکی ازاین صغار را که به من ایمان دارند، لغزش دهد او رابهتر می‌بود که سنگ آسیایی بر گردنش آویخته، در قعر دریا غرق می‌شد! bible_en_fa Then understood they how that he bade them not beware of the leaven of bread, but of the doctrine of the Pharisees and of the Sadducees. وای بر این جهان به‌سبب لغزشها؛ زیرا که لابد است از وقوع لغزشها، لیکن وای بر کسی‌که سبب لغزش باشد. bible_en_fa When Jesus came into the coasts of Caesarea Philippi, he asked his disciples, saying, Whom do men say that I the Son of man am? پس اگر دستت یا پایت تو رابلغزاند، آن را قطع کرده، از خود دور انداز زیرا تورا بهتر است که لنگ یا شل داخل حیات شوی ازآنکه با دو دست یا دو پا در نار جاودانی افکنده شوی. bible_en_fa And they said, Some say that thou art John the Baptist: some, Elias; and others, Jeremias, or one of the prophets. و اگر چشمت تو را لغزش دهد، آن را قلع کرده، از خود دور انداز زیرا تو را بهتر است بایک چشم وارد حیات شوی، از اینکه با دو چشم در آتش جهنم افکنده شوی. bible_en_fa He saith unto them, But whom say ye that I am? زنهار یکی از این صغار را حقیر مشمارید، زیرا شما را می‌گویم که ملائکه ایشان دائم درآسمان روی پدر مرا که در آسمان است می‌بینند. bible_en_fa And Simon Peter answered and said, Thou art the Christ, the Son of the living God. زیرا که پسر انسان آمده است تا گم شده رانجات‌بخشد. bible_en_fa And Jesus answered and said unto him, Blessed art thou, Simon Barjona: for flesh and blood hath not revealed it unto thee, but my Father which is in heaven. شما چه گمان می‌برید، اگرکسی را صد گوسفند باشد و یکی از آنها گم شود، آیا آن نود و نه را به کوهسار نمی گذارد و به جستجوی آن گم شده نمی رود؟ bible_en_fa And I say also unto thee, That thou art Peter, and upon this rock I will build my church; and the gates of hell shall not prevail against it. و اگر اتفاق آن را دریابد، هرآینه به شما می‌گویم بر آن یکی بیشتر شادی می‌کند از آن نود و نه که گم نشده‌اند. bible_en_fa And I will give unto thee the keys of the kingdom of heaven: and whatsoever thou shalt bind on earth shall be bound in heaven: and whatsoever thou shalt loose on earth shall be loosed in heaven. همچنین اراده پدر شما که در آسمان است این نیست که یکی از این کوچکان هلاک گردد. bible_en_fa Then charged he his disciples that they should tell no man that he was Jesus the Christ. «و اگر برادرت به تو گناه کرده باشد، برو واو را میان خود و او در خلوت الزام کن. هرگاه سخن تو را گوش گرفت، برادر خود را دریافتی؛ bible_en_fa From that time forth began Jesus to shew unto his disciples, how that he must go unto Jerusalem, and suffer many things of the elders and chief priests and scribes, and be killed, and be raised again the third day. و اگر نشنود، یک یا دو نفر دیگر با خود بردار تااز زبان دو یا سه شاهد، هر سخنی ثابت شود. bible_en_fa Then Peter took him, and began to rebuke him, saying, Be it far from thee, Lord: this shall not be unto thee. واگر سخن ایشان را رد کند، به کلیسا بگو. و اگرکلیسا را قبول نکند، در نزد تو مثل خارجی یاباجگیر باشد. bible_en_fa But he turned, and said unto Peter, Get thee behind me, Satan: thou art an offence unto me: for thou savourest not the things that be of God, but those that be of men. هرآینه به شما می‌گویم آنچه برزمین بندید، در آسمان بسته شده باشد و آنچه برزمین گشایید، در آسمان گشوده شده باشد. bible_en_fa Then said Jesus unto his disciples, If any man will come after me, let him deny himself, and take up his cross, and follow me. باز به شما می‌گویم هر گاه دو نفر از شما در زمین درباره هر‌چه که بخواهند متفق شوند، هرآینه ازجانب پدر من که در آسمان است برای ایشان کرده خواهد شد. bible_en_fa For whosoever will save his life shall lose it: and whosoever will lose his life for my sake shall find it. زیرا جایی که دو یا سه نفر به اسم من جمع شوند، آنجا درمیان ایشان حاضرم.» bible_en_fa For what is a man profited, if he shall gain the whole world, and lose his own soul? or what shall a man give in exchange for his soul? آنگاه پطرس نزد او آمده، گفت: «خداوندا، چند مرتبه برادرم به من خطا ورزد، می‌باید او راآمرزید؟ آیا تا هفت مرتبه؟» bible_en_fa For the Son of man shall come in the glory of his Father with his angels; and then he shall reward every man according to his works. عیسی بدو گفت: «تو را نمی گویم تا هفت مرتبه، بلکه تا هفتاد هفت مرتبه! bible_en_fa Verily I say unto you, There be some standing here, which shall not taste of death, till they see the Son of man coming in his kingdom. از آنجهت ملکوت آسمان پادشاهی راماند که با غلامان خود اراده محاسبه داشت. bible_en_fa And after six days Jesus taketh Peter, James, and John his brother, and bringeth them up into an high mountain apart, وچون شروع به حساب نمود، شخصی را نزد اوآوردند که ده هزار قنطار به او بدهکار بود. bible_en_fa And was transfigured before them: and his face did shine as the sun, and his raiment was white as the light. وچون چیزی نداشت که ادا نماید، آقایش امر کردکه او را با زن و فرزندان و تمام مایملک اوفروخته، طلب را وصول کنند. bible_en_fa And, behold, there appeared unto them Moses and Elias talking with him. پس آن غلام روبه زمین نهاده او را پرستش نمود و گفت: "ای آقامرا مهلت ده تا همه را به تو ادا کنم." bible_en_fa Then answered Peter, and said unto Jesus, Lord, it is good for us to be here: if thou wilt, let us make here three tabernacles; one for thee, and one for Moses, and one for Elias. آنگاه آقای آن غلام بر وی ترحم نموده، او را رها کرد وقرض او را بخشید. bible_en_fa While he yet spake, behold, a bright cloud overshadowed them: and behold a voice out of the cloud, which said, This is my beloved Son, in whom I am well pleased; hear ye him. لیکن چون آن غلام بیرون رفت، یکی از همقطاران خود را یافت که از او صددینار طلب داشت. او را بگرفت و گلویش رافشرده، گفت: "طلب مرا ادا کن!" bible_en_fa And when the disciples heard it, they fell on their face, and were sore afraid. پس آن همقطار بر پایهای او افتاده، التماس نموده، گفت: "مرا مهلت ده تا همه را به تو رد کنم." bible_en_fa And Jesus came and touched them, and said, Arise, and be not afraid. اما اوقبول نکرد بلکه رفته، او را در زندان انداخت تاقرض را ادا کند. bible_en_fa And when they had lifted up their eyes, they saw no man, save Jesus only. چون همقطاران وی این وقایع را دیدند، بسیار غمگین شده، رفتند و آنچه شده بود به آقای خود باز‌گفتند. bible_en_fa And as they came down from the mountain, Jesus charged them, saying, Tell the vision to no man, until the Son of man be risen again from the dead. آنگاه مولایش او راطلبیده، گفت: "ای غلام شریر، آیا تمام آن قرض را محض خواهش تو به تو نبخشیدم؟ bible_en_fa And his disciples asked him, saying, Why then say the scribes that Elias must first come? پس آیاتو را نیز لازم نبود که بر همقطار خود رحم کنی چنانکه من بر تو رحم کردم؟" bible_en_fa And Jesus answered and said unto them, Elias truly shall first come, and restore all things. پس مولای او درغضب شده، او را به جلادان سپرد تا تمام قرض رابدهد.به همینطور پدر آسمانی من نیز با شماعمل خواهد نمود، اگر هر یکی از شما برادر خودرا از دل نبخشد.» bible_en_fa But I say unto you, That Elias is come already, and they knew him not, but have done unto him whatsoever they listed. Likewise shall also the Son of man suffer of them. به همینطور پدر آسمانی من نیز با شماعمل خواهد نمود، اگر هر یکی از شما برادر خودرا از دل نبخشد.» bible_en_fa Then the disciples understood that he spake unto them of John the Baptist. و چون عیسی این سخنان را به اتمام رسانید، از جلیل روانه شده، به حدودیهودیه از آن طرف اردن آمد. bible_en_fa And when they were come to the multitude, there came to him a certain man, kneeling down to him, and saying, و گروهی بسیار ازعقب او آمدند و ایشان را در آنجا شفا بخشید. bible_en_fa Lord, have mercy on my son: for he is lunatick, and sore vexed: for ofttimes he falleth into the fire, and oft into the water. پس فریسیان آمدند تا او را امتحان کنند وگفتند: «آیا جایز است مرد، زن خود را به هر علتی طلاق دهد؟» bible_en_fa And I brought him to thy disciples, and they could not cure him. او در جواب ایشان گفت: «مگرنخوانده‌اید که خالق در ابتدا ایشان را مرد و زن آفرید، bible_en_fa Then Jesus answered and said, O faithless and perverse generation, how long shall I be with you? how long shall I suffer you? bring him hither to me. و گفت از این جهت مرد، پدر و مادرخود را رها کرده، به زن خویش بپیوندد و هر دویک تن خواهند شد؟ bible_en_fa And Jesus rebuked the devil; and he departed out of him: and the child was cured from that very hour. بنابراین بعد از آن دونیستند بلکه یک تن هستند. پس آنچه را خداپیوست انسان جدا نسازد.» bible_en_fa Then came the disciples to Jesus apart, and said, Why could not we cast him out? به وی گفتند: «پس از بهر‌چه موسی‌امر فرمود که زن را طلاقنامه دهند و جدا کنند؟» bible_en_fa And Jesus said unto them, Because of your unbelief: for verily I say unto you, If ye have faith as a grain of mustard seed, ye shall say unto this mountain, Remove hence to yonder place; and it shall remove; and nothing shall be impossible unto you. ایشان را گفت: «موسی به‌سبب سنگدلی شما، شما را اجازت داد که زنان خود را طلاق دهید. لیکن از ابتدا چنین نبود. bible_en_fa Howbeit this kind goeth not out but by prayer and fasting. و به شما می‌گویم هر‌که زن خود را بغیر علت زناطلاق دهد و دیگری را نکاح کند، زانی است و هرکه زن مطلقه‌ای را نکاح کند، زنا کند.» bible_en_fa And while they abode in Galilee, Jesus said unto them, The Son of man shall be betrayed into the hands of men: شاگردانش بدو گفتند: «اگر حکم شوهر بازن چنین باشد، نکاح نکردن بهتر است!» bible_en_fa And they shall kill him, and the third day he shall be raised again. And they were exceeding sorry. ایشان را گفت: «تمامی خلق این کلام را نمی پذیرند، مگر به کسانی که عطا شده است. bible_en_fa And when they were come to Capernaum, they that received tribute money came to Peter, and said, Doth not your master pay tribute? زیرا که خصی‌ها می‌باشند که از شکم مادر چنین متولدشدند و خصی‌ها هستند که از مردم خصی شده‌اند و خصی‌ها می‌باشند که بجهت ملکوت خدا خود را خصی نموده‌اند. آنکه توانایی قبول دارد بپذیرد.» bible_en_fa He saith, Yes. And when he was come into the house, Jesus prevented him, saying, What thinkest thou, Simon? of whom do the kings of the earth take custom or tribute? of their own children, or of strangers? آنگاه چند بچه کوچک را نزد او آوردند تادستهای خود را بر ایشان نهاده، دعا کند. اماشاگردان، ایشان را نهیب دادند. bible_en_fa Peter saith unto him, Of strangers. Jesus saith unto him, Then are the children free. عیسی گفت: «بچه های کوچک را بگذارید و از آمدن نزد من، ایشان را منع مکنید، زیرا ملکوت آسمان از مثل اینها است.» bible_en_fa Notwithstanding, lest we should offend them, go thou to the sea, and cast an hook, and take up the fish that first cometh up; and when thou hast opened his mouth, thou shalt find a piece of money: that take, and give unto them for me and thee. و دستهای خود را بر ایشان گذارده از آن جا روانه شد. bible_en_fa At the same time came the disciples unto Jesus, saying, Who is the greatest in the kingdom of heaven? ناگاه شخصی آمده، وی را گفت: «ای استادنیکو، چه عمل نیکو کنم تا حیات جاودانی یابم؟» bible_en_fa And Jesus called a little child unto him, and set him in the midst of them, وی را گفت: «از چه سبب مرا نیکو گفتی و حال آنکه کسی نیکو نیست، جز خدا فقط. لیکن اگربخواهی داخل حیات شوی، احکام را نگاه دار.» bible_en_fa And said, Verily I say unto you, Except ye be converted, and become as little children, ye shall not enter into the kingdom of heaven. بدو گفت: «کدام احکام؟» عیسی گفت: «قتل مکن، زنا مکن، دزدی مکن، شهادت دروغ مده، bible_en_fa Whosoever therefore shall humble himself as this little child, the same is greatest in the kingdom of heaven. و پدر و مادر خود را حرمت دار و همسایه خود را مثل نفس خود دوست دار.» bible_en_fa And whoso shall receive one such little child in my name receiveth me. جوان وی را گفت: «همه اینها را از طفولیت نگاه داشته‌ام. دیگر مرا چه ناقص است؟» bible_en_fa But whoso shall offend one of these little ones which believe in me, it were better for him that a millstone were hanged about his neck, and that he were drowned in the depth of the sea. عیسی بدو گفت: «اگر بخواهی کامل شوی، رفته مایملک خود رابفروش و به فقراء بده که در آسمان گنجی خواهی داشت؛ و آمده مرا متابعت نما.» bible_en_fa Woe unto the world because of offences! for it must needs be that offences come; but woe to that man by whom the offence cometh! چون جوان این سخن را شنید، دل تنگ شده، برفت زیرا که مال بسیار داشت. bible_en_fa Wherefore if thy hand or thy foot offend thee, cut them off, and cast them from thee: it is better for thee to enter into life halt or maimed, rather than having two hands or two feet to be cast into everlasting fire. عیسی به شاگردان خود گفت: «هرآینه به شما می‌گویم که شخص دولتمند به ملکوت آسمان به دشواری داخل می‌شود. bible_en_fa And if thine eye offend thee, pluck it out, and cast it from thee: it is better for thee to enter into life with one eye, rather than having two eyes to be cast into hell fire. و باز شمارا می‌گویم که گذشتن شتر از سوراخ سوزن، آسانتر است از دخول شخص دولتمند درملکوت خدا.» bible_en_fa Take heed that ye despise not one of these little ones; for I say unto you, That in heaven their angels do always behold the face of my Father which is in heaven. شاگردان چون شنیدند، بغایت متحیر گشته، گفتند: «پس که می‌تواند نجات یابد؟» bible_en_fa For the Son of man is come to save that which was lost. عیسی متوجه ایشان شده، گفت: «نزدانسان این محال است لیکن نزد خدا همه‌چیزممکن است.» bible_en_fa How think ye? if a man have an hundred sheep, and one of them be gone astray, doth he not leave the ninety and nine, and goeth into the mountains, and seeketh that which is gone astray? آنگاه پطرس در جواب گفت: «اینک ما همه‌چیزها را ترک کرده، تو را متابعت می‌کنیم. پس ما را چه خواهد بود؟» bible_en_fa And if so be that he find it, verily I say unto you, he rejoiceth more of that sheep, than of the ninety and nine which went not astray. «عیسی ایشان را گفت: «هرآینه به شما می‌گویم شما که مرا متابعت نموده‌اید، در معاد وقتی که پسر انسان بر کرسی جلال خود نشیند، شما نیز به دوازده کرسی نشسته، بر دوازده سبط اسرائیل داوری خواهید نمود. bible_en_fa Even so it is not the will of your Father which is in heaven, that one of these little ones should perish. و هر‌که بخاطر اسم من، خانه هایا برادران یا خواهران یا پدر یا مادر یا زن یافرزندان یا زمینها را ترک کرد، صد چندان خواهدیافت و وارث حیات جاودانی خواهد گشت.لیکن بسا اولین که آخرین می‌گردند و آخرین، اولین! bible_en_fa Moreover if thy brother shall trespass against thee, go and tell him his fault between thee and him alone: if he shall hear thee, thou hast gained thy brother. لیکن بسا اولین که آخرین می‌گردند و آخرین، اولین! bible_en_fa But if he will not hear thee, then take with thee one or two more, that in the mouth of two or three witnesses every word may be established. «زیرا ملکوت آسمان صاحب‌خانه‌ای را ماند که بامدادان بیرون رفت تا عمله بجهت تاکستان خود به مزد بگیرد. bible_en_fa And if he shall neglect to hear them, tell it unto the church: but if he neglect to hear the church, let him be unto thee as an heathen man and a publican. پس با عمله، روزی یک دینار قرار داده، ایشان را به تاکستان خود فرستاد. bible_en_fa Verily I say unto you, Whatsoever ye shall bind on earth shall be bound in heaven: and whatsoever ye shall loose on earth shall be loosed in heaven. و قریب به ساعت سوم بیرون رفته، بعضی دیگر را در بازار بیکار ایستاده دید. bible_en_fa Again I say unto you, That if two of you shall agree on earth as touching any thing that they shall ask, it shall be done for them of my Father which is in heaven. ایشان را نیز گفت: "شما هم به تاکستان بروید وآنچه حق شما است به شما می‌دهم." پس رفتند. bible_en_fa For where two or three are gathered together in my name, there am I in the midst of them. باز قریب به ساعت ششم و نهم رفته، همچنین کرد. bible_en_fa Then came Peter to him, and said, Lord, how oft shall my brother sin against me, and I forgive him? till seven times? و قریب به ساعت یازدهم رفته، چند نفردیگر بیکار ایستاده یافت. ایشان را گفت: "از بهرچه تمامی روز در اینجا بیکار ایستاده‌اید؟" bible_en_fa Jesus saith unto him, I say not unto thee, Until seven times: but, Until seventy times seven. گفتندش: "هیچ‌کس ما را به مزد نگرفت." بدیشان گفت: "شما نیز به تاکستان بروید و حق خویش راخواهید یافت." bible_en_fa Therefore is the kingdom of heaven likened unto a certain king, which would take account of his servants. و چون وقت شام رسید، صاحب تاکستان به ناظر خود گفت: "مزدوران راطلبیده، از آخرین گرفته تا اولین مزد ایشان را اداکن." bible_en_fa And when he had begun to reckon, one was brought unto him, which owed him ten thousand talents. پس یازده ساعتیان آمده، هر نفری دیناری یافتند. bible_en_fa But forasmuch as he had not to pay, his lord commanded him to be sold, and his wife, and children, and all that he had, and payment to be made. و اولین آمده، گمان بردند که بیشترخواهند یافت. ولی ایشان نیز هر نفری دیناری یافتند. bible_en_fa The servant therefore fell down, and worshipped him, saying, Lord, have patience with me, and I will pay thee all. اما چون گرفتند، به صاحب‌خانه شکایت نموده، bible_en_fa Then the lord of that servant was moved with compassion, and loosed him, and forgave him the debt. گفتند که "این آخرین، یک ساعت کار کردند و ایشان را با ما که متحمل سختی و حرارت روز گردیده‌ایم مساوی ساخته‌ای؟" bible_en_fa But the same servant went out, and found one of his fellowservants, which owed him an hundred pence: and he laid hands on him, and took him by the throat, saying, Pay me that thou owest. او در جواب یکی از ایشان گفت: "ای رفیق بر تو ظلمی نکردم. مگر به دیناری با من قرار ندادی؟ bible_en_fa And his fellowservant fell down at his feet, and besought him, saying, Have patience with me, and I will pay thee all. حق خود را گرفته برو. می‌خواهم بدین آخری مثل تو دهم. bible_en_fa And he would not: but went and cast him into prison, till he should pay the debt. آیا مرا جایز نیست که از مال خود آنچه خواهم بکنم؟ مگر چشم توبد است از آن رو که من نیکو هستم؟" bible_en_fa So when his fellowservants saw what was done, they were very sorry, and came and told unto their lord all that was done. بنابراین اولین آخرین و آخرین اولین خواهند شد، زیراخوانده‌شدگان بسیارند و برگزیدگان کم.» bible_en_fa Then his lord, after that he had called him, said unto him, O thou wicked servant, I forgave thee all that debt, because thou desiredst me: و چون عیسی به اورشلیم می‌رفت، دوازده شاگرد خود را در اثنای راه به خلوت طلبیده بدیشان گفت: bible_en_fa Shouldest not thou also have had compassion on thy fellowservant, even as I had pity on thee? «اینک به سوی اورشلیم می‌رویم و پسر انسان به روسای کهنه و کاتبان تسلیم کرده خواهد شد و حکم قتل او را خواهندداد، bible_en_fa And his lord was wroth, and delivered him to the tormentors, till he should pay all that was due unto him. و او را به امت‌ها خواهند سپرد تا او رااستهزا کنند و تازیانه زنند و مصلوب نمایند و درروز سوم خواهد برخاست.» bible_en_fa So likewise shall my heavenly Father do also unto you, if ye from your hearts forgive not every one his brother their trespasses. آنگاه مادر دو پسر زبدی با پسران خود نزدوی آمده و پرستش نموده، از او چیزی درخواست کرد. bible_en_fa And it came to pass, that when Jesus had finished these sayings, he departed from Galilee, and came into the coasts of Judaea beyond Jordan; بدو گفت: «چه خواهش داری؟» گفت: «بفرما تا این دو پسر من در ملکوت تو، یکی بر دست راست و دیگری بر دست چپ تو بنشینند.» bible_en_fa And great multitudes followed him; and he healed them there. عیسی در جواب گفت: «نمی دانید چه می‌خواهید. آیا می‌توانید از آن کاسه‌ای که من می‌نوشم، بنوشید و تعمیدی را که من می‌یابم، بیابید؟» بدو گفتند: «می‌توانیم.» bible_en_fa The Pharisees also came unto him, tempting him, and saying unto him, Is it lawful for a man to put away his wife for every cause? ایشان را گفت: «البته از کاسه من خواهیدنوشید و تعمیدی را که من می‌یابم، خواهید یافت. لیکن نشستن به‌دست راست و چپ من، از آن من نیست که بدهم، مگر به کسانی که از جانب پدرم برای ایشان مهیا شده است.» bible_en_fa And he answered and said unto them, Have ye not read, that he which made them at the beginning made them male and female, اما چون آن ده شاگرد شنیدند، بر آن دوبرادر به دل رنجیدند. bible_en_fa And said, For this cause shall a man leave father and mother, and shall cleave to his wife: and they twain shall be one flesh? عیسی ایشان را پیش طلبیده، گفت: «آگاه هستید که حکام امت‌ها برایشان سروری می‌کنند و روسا بر ایشان مسلطند. bible_en_fa Wherefore they are no more twain, but one flesh. What therefore God hath joined together, let not man put asunder. لیکن در میان شما چنین نخواهد بود، بلکه هرکه در میان شما می‌خواهد بزرگ گردد، خادم شماباشد. bible_en_fa They say unto him, Why did Moses then command to give a writing of divorcement, and to put her away? و هر‌که می‌خواهد در میان شما مقدم بود، غلام شما باشد. bible_en_fa He saith unto them, Moses because of the hardness of your hearts suffered you to put away your wives: but from the beginning it was not so. چنانکه پسر انسان نیامدتا مخدوم شود بلکه تا خدمت کند و جان خود رادر راه بسیاری فدا سازد.» bible_en_fa And I say unto you, Whosoever shall put away his wife, except it be for fornication, and shall marry another, committeth adultery: and whoso marrieth her which is put away doth commit adultery. و هنگامی که از اریحا بیرون می‌رفتند، گروهی بسیار از عقب او می‌آمدند. bible_en_fa His disciples say unto him, If the case of the man be so with his wife, it is not good to marry. که ناگاه دومرد کور کنار راه نشسته، چون شنیدند که عیسی در گذر است، فریاد کرده، گفتند: «خداوندا، پسرداودا، بر ما ترحم کن!» bible_en_fa But he said unto them, All men cannot receive this saying, save they to whom it is given. و هر‌چند خلق ایشان را نهیب می‌دادند که خاموش شوند، بیشتر فریادکنان می‌گفتند: «خداوندا، پسر داودا، بر ما ترحم فرما!» bible_en_fa For there are some eunuchs, which were so born from their mother's womb: and there are some eunuchs, which were made eunuchs of men: and there be eunuchs, which have made themselves eunuchs for the kingdom of heaven's sake. He that is able to receive it, let him receive it. پس عیسی ایستاده، به آواز بلند گفت: «چه می‌خواهید برای شما کنم؟» bible_en_fa Then were there brought unto him little children, that he should put his hands on them, and pray: and the disciples rebuked them. به وی گفتند: «خداوندا، اینکه چشمان ما باز‌گردد!»پس عیسی ترحم نموده، چشمان ایشان را لمس نمودکه در ساعت بینا گشته، از عقب او روانه شدند. bible_en_fa But Jesus said, Suffer little children, and forbid them not, to come unto me: for of such is the kingdom of heaven. پس عیسی ترحم نموده، چشمان ایشان را لمس نمودکه در ساعت بینا گشته، از عقب او روانه شدند. bible_en_fa And he laid his hands on them, and departed thence. و چون نزدیک به اورشلیم رسیده، واردبیت‌فاجی نزد کوه زیتون شدند. آنگاه عیسی دو نفر از شاگردان خود را فرستاده، bible_en_fa And, behold, one came and said unto him, Good Master, what good thing shall I do, that I may have eternal life? بدیشان گفت: «در این قریه‌ای که پیش روی شمااست بروید و در حال، الاغی با کره‌اش بسته خواهید یافت. آنها را باز کرده، نزد من آورید. bible_en_fa And he said unto him, Why callest thou me good? there is none good but one, that is, God: but if thou wilt enter into life, keep the commandments. وهرگاه کسی به شما سخنی گوید، بگویید خداوندبدینها احتیاج دارد که فی الفور آنها را خواهدفرستاد.» bible_en_fa He saith unto him, Which? Jesus said, Thou shalt do no murder, Thou shalt not commit adultery, Thou shalt not steal, Thou shalt not bear false witness, و این همه واقع شد تا سخنی که نبی گفته است تمام شود bible_en_fa Honour thy father and thy mother: and, Thou shalt love thy neighbour as thyself. که «دختر صهیون را گوییداینک پادشاه تو نزد تو می‌آید با فروتنی و سواره بر حمار و بر کره الاغ.» bible_en_fa The young man saith unto him, All these things have I kept from my youth up: what lack I yet? پس شاگردان رفته، آنچه عیسی بدیشان امر فرمود، بعمل آوردند bible_en_fa Jesus said unto him, If thou wilt be perfect, go and sell that thou hast, and give to the poor, and thou shalt have treasure in heaven: and come and follow me. و الاغ را با کره آورده، رخت خود را بر آنها انداختند واو بر آنها سوار شد. bible_en_fa But when the young man heard that saying, he went away sorrowful: for he had great possessions. و گروهی بسیار، رختهای خود را در راه گسترانیدند و جمعی از درختان شاخه‌ها بریده، در راه می‌گستردند. bible_en_fa Then said Jesus unto his disciples, Verily I say unto you, That a rich man shall hardly enter into the kingdom of heaven. و جمعی ازپیش و پس او رفته، فریادکنان می‌گفتند: «هوشیعانا پسر داودا، مبارک باد کسی‌که به اسم خداوند می‌آید! هوشیعانا در اعلی علیین!» bible_en_fa And again I say unto you, It is easier for a camel to go through the eye of a needle, than for a rich man to enter into the kingdom of God. وچون وارد اورشلیم شد، تمام شهر به آشوب آمده، می‌گفتند: «این کیست؟» bible_en_fa When his disciples heard it, they were exceedingly amazed, saying, Who then can be saved? آن گروه گفتند: «این است عیسی نبی از ناصره جلیل.» bible_en_fa But Jesus beheld them, and said unto them, With men this is impossible; but with God all things are possible. پس عیسی داخل هیکل خدا گشته، جمیع کسانی را که در هیکل خرید و فروش می‌کردند، بیرون نمود و تختهای صرافان و کرسیهای کبوترفروشان را واژگون ساخت. bible_en_fa Then answered Peter and said unto him, Behold, we have forsaken all, and followed thee; what shall we have therefore? و ایشان را گفت: «مکتوب است که خانه من خانه دعا نامیده می‌شود. لیکن شما مغاره دزدانش ساخته‌اید.» bible_en_fa And Jesus said unto them, Verily I say unto you, That ye which have followed me, in the regeneration when the Son of man shall sit in the throne of his glory, ye also shall sit upon twelve thrones, judging the twelve tribes of Israel. و کوران و شلان در هیکل، نزد او آمدند وایشان را شفا بخشید. bible_en_fa And every one that hath forsaken houses, or brethren, or sisters, or father, or mother, or wife, or children, or lands, for my name's sake, shall receive an hundredfold, and shall inherit everlasting life. اما روسای کهنه و کاتبان چون عجایبی که از او صادر می‌گشت و کودکان را که در هیکل فریاد برآورده، «هوشیعانا پسر داودا» می‌گفتنددیدند، غضبناک گشته، bible_en_fa But many that are first shall be last; and the last shall be first. به وی گفتند: «نمی شنوی آنچه اینها می‌گویند؟» عیسی بدیشان گفت: «بلی مگر نخوانده‌اید این که از دهان کودکان و شیرخوارگان حمد را مهیا ساختی؟» bible_en_fa For the kingdom of heaven is like unto a man that is an householder, which went out early in the morning to hire labourers into his vineyard. پس ایشان را واگذارده، از شهر بسوی بیت عنیارفته، در آنجا شب را بسر برد. bible_en_fa And when he had agreed with the labourers for a penny a day, he sent them into his vineyard. بامدادان چون به شهر مراجعت می‌کرد، گرسنه شد. bible_en_fa And he went out about the third hour, and saw others standing idle in the marketplace, و در کناره راه یک درخت انجیر دیده، نزد آن آمد و جز برگ بر آن هیچ نیافت. پس آن را گفت: «از این به بعد میوه تا به ابد بر تونشود!» که در ساعت درخت انجیر خشکید! bible_en_fa And said unto them; Go ye also into the vineyard, and whatsoever is right I will give you. And they went their way. چون شاگردانր´ این را دیدند، متعجب شده، گفتند: «چه بسیار زود درخت انحیر خشک شده است!» bible_en_fa Again he went out about the sixth and ninth hour, and did likewise. عیسی در جواب ایشان گفت: «هرآینه به شما می‌گویم اگر ایمان می‌داشتید و شک نمی نمودید، نه همین را که به درخت انجیر شدمی کردید، بلکه هر گاه بدین کوه می‌گفتید "منتقل شده به دریا افکنده شو" چنین می‌شد. bible_en_fa And about the eleventh hour he went out, and found others standing idle, and saith unto them, Why stand ye here all the day idle? و هرآنچه با‌ایمان به دعا طلب کنید، خواهید یافت.» bible_en_fa They say unto him, Because no man hath hired us. He saith unto them, Go ye also into the vineyard; and whatsoever is right, that shall ye receive. و چون به هیکل درآمده، تعلیم می‌داد، روسای کهنه و مشایخ قوم نزد او آمده، گفتند: «به چه قدرت این اعمال را می‌نمایی و کیست که این قدرت را به تو داده است؟» bible_en_fa So when even was come, the lord of the vineyard saith unto his steward, Call the labourers, and give them their hire, beginning from the last unto the first. عیسی در جواب ایشان گفت: «من نیز از شما سخنی می‌پرسم. اگرآن را به من گویید، من هم به شما گویم که این اعمال را به چه قدرت می‌نمایم: bible_en_fa And when they came that were hired about the eleventh hour, they received every man a penny. تعمید یحیی از کجا بود؟ از آسمان یا از انسان؟» ایشان با خودتفکر کرده، گفتند که «اگر گوییم از آسمان بود، هرآینه گوید پس چرا به وی ایمان نیاوردید. bible_en_fa But when the first came, they supposed that they should have received more; and they likewise received every man a penny. واگر گوییم از انسان بود، از مردم می‌ترسیم زیراهمه یحیی را نبی می‌دانند.» bible_en_fa And when they had received it, they murmured against the goodman of the house, پس در جواب عیسی گفتند: «نمی دانیم.» بدیشان گفت: «من هم شما را نمی گویم که به چه قدرت این کارها رامی کنم. bible_en_fa Saying, These last have wrought but one hour, and thou hast made them equal unto us, which have borne the burden and heat of the day. لیکن چه گمان دارید؟ شخصی را دو پسربود. نزد نخستین آمده، گفت: "ای فرزند امروز به تاکستان من رفته، به‌کار مشغول شو." bible_en_fa But he answered one of them, and said, Friend, I do thee no wrong: didst not thou agree with me for a penny? درجواب گفت: "نخواهم رفت." اما بعد پشیمان گشته، برفت. bible_en_fa Take that thine is, and go thy way: I will give unto this last, even as unto thee. و به دومین نیز همچنین گفت. اودر جواب گفت: "ای آقا من می‌روم." ولی نرفت. bible_en_fa Is it not lawful for me to do what I will with mine own? Is thine eye evil, because I am good? کدام‌یک از این دو خواهش پدر را به‌جاآورد؟» گفتند: «اولی.» عیسی بدیشان گفت: «هرآینه به شما می‌گویم که باجگیران و فاحشه هاقبل از شما داخل ملکوت خدا می‌گردند، bible_en_fa So the last shall be first, and the first last: for many be called, but few chosen. زانرو که یحیی از راه عدالت نزد شما آمد وبدو ایمان نیاوردید، اما باجگیران و فاحشه‌ها بدوایمان آوردند و شما چون دیدید آخر هم پشیمان نشدید تا بدو ایمان آورید. bible_en_fa And Jesus going up to Jerusalem took the twelve disciples apart in the way, and said unto them, و مثلی دیگر بشنوید: صاحب‌خانه‌ای بودکه تاکستانی غرس نموده، خطیره‌ای گردش کشید و چرخشتی در آن کند و برجی بنا نمود. پس آن را به دهقانان سپرده، عازم سفر شد. bible_en_fa Behold, we go up to Jerusalem; and the Son of man shall be betrayed unto the chief priests and unto the scribes, and they shall condemn him to death, وچون موسم میوه نزدیک شد، غلامان خود را نزددهقانان فرستاد تا میوه های او را بردارند. bible_en_fa And shall deliver him to the Gentiles to mock, and to scourge, and to crucify him: and the third day he shall rise again. امادهقانان غلامانش را گرفته، بعضی را زدند وبعضی را کشتند و بعضی را سنگسار نمودند. bible_en_fa Then came to him the mother of Zebedee's children with her sons, worshipping him, and desiring a certain thing of him. باز غلامان دیگر، بیشتر از اولین فرستاده، بدیشان نیز به همانطور سلوک نمودند. bible_en_fa And he said unto her, What wilt thou? She saith unto him, Grant that these my two sons may sit, the one on thy right hand, and the other on the left, in thy kingdom. بالاخره پسر خود را نزد ایشان فرستاده، گفت: "پسر مرا حرمت خواهند داشت." bible_en_fa But Jesus answered and said, Ye know not what ye ask. Are ye able to drink of the cup that I shall drink of, and to be baptized with the baptism that I am baptized with? They say unto him, We are able. اما دهقانان چون پسررا دیدند با خود گفتند: "این وارث است. بیایید اورا بکشیم و میراثش را ببریم." bible_en_fa And he saith unto them, Ye shall drink indeed of my cup, and be baptized with the baptism that I am baptized with: but to sit on my right hand, and on my left, is not mine to give, but it shall be given to them for whom it is prepared of my Father. آنگاه او راگرفته، بیرون تاکستان افکنده، کشتند. bible_en_fa And when the ten heard it, they were moved with indignation against the two brethren. پس چون مالک تاکستان آید، به آن دهقانان چه خواهد کرد؟» bible_en_fa But Jesus called them unto him, and said, Ye know that the princes of the Gentiles exercise dominion over them, and they that are great exercise authority upon them. گفتند: «البته آن بدکاران را به سختی هلاک خواهد کرد و باغ را به باغبانان دیگرخواهد سپرد که میوه هایش را در موسم بدودهند.» bible_en_fa But it shall not be so among you: but whosoever will be great among you, let him be your minister; عیسی بدیشان گفت: «مگر در کتب هرگزنخوانده‌اید این که سنگی را که معمارانش ردنمودند، همان سر زاویه شده است. این از جانب خداوند آمد و در نظر ما عجیب است. bible_en_fa And whosoever will be chief among you, let him be your servant: از این جهت شما را می‌گویم که ملکوت خدا از شماگرفته شده، به امتی که میوه‌اش را بیاورند، عطاخواهد شد. bible_en_fa Even as the Son of man came not to be ministered unto, but to minister, and to give his life a ransom for many. و هر‌که بر آن سنگ افتد، منکسرشود و اگر آن بر کسی افتد، نرمش سازد.» bible_en_fa And as they departed from Jericho, a great multitude followed him. وچون روسای کهنه و فریسیان مثلهایش راشنیدند، دریافتند که درباره ایشان می‌گوید.وچون خواستند او را گرفتار کنند، از مردم ترسیدند زیرا که او را نبی می‌دانستند. bible_en_fa And, behold, two blind men sitting by the way side, when they heard that Jesus passed by, cried out, saying, Have mercy on us, O Lord, thou Son of David. وچون خواستند او را گرفتار کنند، از مردم ترسیدند زیرا که او را نبی می‌دانستند. bible_en_fa And the multitude rebuked them, because they should hold their peace: but they cried the more, saying, Have mercy on us, O Lord, thou Son of David. و عیسی توجه نموده، باز به مثلها ایشان را خطاب کرده، گفت: bible_en_fa And Jesus stood still, and called them, and said, What will ye that I shall do unto you? «ملکوت آسمان پادشاهی را ماند که برای پسر خویش عروسی کرد. bible_en_fa They say unto him, Lord, that our eyes may be opened. و غلامان خود را فرستاد تا دعوت‌شدگان را به عروسی بخوانند و نخواستند بیایند. bible_en_fa So Jesus had compassion on them, and touched their eyes: and immediately their eyes received sight, and they followed him. باز غلامان دیگر روانه نموده، فرمود: "دعوت‌شدگان را بگویید که اینک خوان خود را حاضر ساخته‌ام و گاوان و پرواریهای من کشته شده و همه‌چیز آماده است، به عروسی بیایید." bible_en_fa And when they drew nigh unto Jerusalem, and were come to Bethphage, unto the mount of Olives, then sent Jesus two disciples, ولی ایشان بی‌اعتنایی نموده، راه خود را گرفتند، یکی به مزرعه خود و دیگری به تجارت خویش رفت. bible_en_fa Saying unto them, Go into the village over against you, and straightway ye shall find an ass tied, and a colt with her: loose them, and bring them unto me. و دیگران غلامان او را گرفته، دشنام داده، کشتند. bible_en_fa And if any man say ought unto you, ye shall say, The Lord hath need of them; and straightway he will send them. پادشاه چون شنید، غضب نموده، لشکریان خود را فرستاده، آن قاتلان را به قتل رسانید و شهر ایشان را بسوخت. bible_en_fa All this was done, that it might be fulfilled which was spoken by the prophet, saying, آنگاه غلامان خود را فرمود: "عروسی حاضر است؛ لیکن دعوت‌شدگان لیاقت نداشتند. bible_en_fa Tell ye the daughter of Sion, Behold, thy King cometh unto thee, meek, and sitting upon an ass, and a colt the foal of an ass. الان به شوارع عامه بروید و هر‌که را بیابید به عروسی بطلبید." bible_en_fa And the disciples went, and did as Jesus commanded them, پس آن غلامان به‌سر راهها رفته، نیک و بد هرکه را یافتند جمع کردند، چنانکه خانه عروسی ازمجلسیان مملو گشت. bible_en_fa And brought the ass, and the colt, and put on them their clothes, and they set him thereon. آنگاه پادشاه بجهت دیدن اهل مجلس داخل شده، شخصی را درآنجا دید که جامه عروسی در بر ندارد. bible_en_fa And a very great multitude spread their garments in the way; others cut down branches from the trees, and strawed them in the way. بدوگفت: "ای عزیز چطور در اینجا آمدی و حال آنکه جامه عروسی در بر نداری؟" او خاموش شد. bible_en_fa And the multitudes that went before, and that followed, cried, saying, Hosanna to the Son of David: Blessed is he that cometh in the name of the Lord; Hosanna in the highest. آنگاه پادشاه خادمان خود را فرمود: "این شخص را دست و پا بسته بردارید و در ظلمت خارجی اندازید، جایی که گریه و فشار دندان باشد." bible_en_fa And when he was come into Jerusalem, all the city was moved, saying, Who is this? زیرا طلبیدگان بسیارند و برگزیدگان کم.» bible_en_fa And the multitude said, This is Jesus the prophet of Nazareth of Galilee. پس فریسیان رفته، شورا نمودند که چطوراو را در گفتگو گرفتار سازند. bible_en_fa And Jesus went into the temple of God, and cast out all them that sold and bought in the temple, and overthrew the tables of the moneychangers, and the seats of them that sold doves, و شاگردان خودرا با هیرودیان نزد وی فرستاده، گفتند: «استادامی دانیم که صادق هستی و طریق خدا را به راستی تعلیم می‌نمایی و از کسی باک نداری زیراکه به ظاهر خلق نمی نگری. bible_en_fa And said unto them, It is written, My house shall be called the house of prayer; but ye have made it a den of thieves. پس به ما بگو رای تو چیست. آیا جزیه دادن به قیصر رواست یا نه؟» bible_en_fa And the blind and the lame came to him in the temple; and he healed them. عیسی شرارت ایشان را درک کرده، گفت: «ای ریاکاران، چرا مرا تجربه می‌کنید؟ bible_en_fa And when the chief priests and scribes saw the wonderful things that he did, and the children crying in the temple, and saying, Hosanna to the Son of David; they were sore displeased, سکه جزیه را به من بنمایید.» ایشان دیناری نزد وی آوردند. bible_en_fa And said unto him, Hearest thou what these say? And Jesus saith unto them, Yea; have ye never read, Out of the mouth of babes and sucklings thou hast perfected praise? بدیشان گفت: «این صورت و رقم از آن کیست؟» bible_en_fa And he left them, and went out of the city into Bethany; and he lodged there. بدو گفتند: «از آن قیصر.» بدیشان گفت: «مال قیصر را به قیصر ادا کنید و مال خدا رابه خدا!» bible_en_fa Now in the morning as he returned into the city, he hungered. چون ایشان شنیدند، متعجب شدندو او را واگذارده، برفتند. bible_en_fa And when he saw a fig tree in the way, he came to it, and found nothing thereon, but leaves only, and said unto it, Let no fruit grow on thee henceforward for ever. And presently the fig tree withered away. و در همان روز، صدوقیان که منکر قیامت هستند نزد او آمده، سوال نموده، bible_en_fa And when the disciples saw it, they marvelled, saying, How soon is the fig tree withered away! گفتند: «ای استاد، موسی گفت اگر کسی بی‌اولاد بمیرد، می‌باید برادرش زن او را نکاح کند تا نسلی برای برادر خود پیدا نماید. bible_en_fa Jesus answered and said unto them, Verily I say unto you, If ye have faith, and doubt not, ye shall not only do this which is done to the fig tree, but also if ye shall say unto this mountain, Be thou removed, and be thou cast into the sea; it shall be done. باری در میان ما هفت برادر بودند که اول زنی گرفته، بمرد و چون اولادی نداشت زن را به برادر خود ترک کرد. bible_en_fa And all things, whatsoever ye shall ask in prayer, believing, ye shall receive. وهمچنین دومین و سومین تا هفتمین. bible_en_fa And when he was come into the temple, the chief priests and the elders of the people came unto him as he was teaching, and said, By what authority doest thou these things? and who gave thee this authority? و آخر ازهمه آن زن نیز مرد. bible_en_fa And Jesus answered and said unto them, I also will ask you one thing, which if ye tell me, I in like wise will tell you by what authority I do these things. پس او در قیامت، زن کدام‌یک از آن هفت خواهد بود زیرا که همه او راداشتند؟» bible_en_fa The baptism of John, whence was it? from heaven, or of men? And they reasoned with themselves, saying, If we shall say, From heaven; he will say unto us, Why did ye not then believe him? عیسی در جواب ایشان گفت: «گمراه هستید از این‌رو که کتاب و قوت خدا رادر نیافته‌اید، bible_en_fa But if we shall say, Of men; we fear the people; for all hold John as a prophet. زیرا که در قیامت، نه نکاح می‌کنند و نه نکاح کرده می‌شوند بلکه مثل ملائکه خدا در آسمان می‌باشند. bible_en_fa And they answered Jesus, and said, We cannot tell. And he said unto them, Neither tell I you by what authority I do these things. اما درباره قیامت مردگان، آیا نخوانده‌اید کلامی را که خدا به شما گفته است، bible_en_fa But what think ye? A certain man had two sons; and he came to the first, and said, Son, go work to day in my vineyard. من هستم خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوب؟ خدا، خدای مردگان نیست بلکه خدای زندگان است.» bible_en_fa He answered and said, I will not: but afterward he repented, and went. و آن گروه چون شنیدند، از تعلیم وی متحیر شدند. bible_en_fa And he came to the second, and said likewise. And he answered and said, I go, sir: and went not. اما چون فریسیان شنیدند که صدوقیان را مجاب نموده است، با هم جمع شدند. bible_en_fa Whether of them twain did the will of his father? They say unto him, The first. Jesus saith unto them, Verily I say unto you, That the publicans and the harlots go into the kingdom of God before you. و یکی از ایشان که فقیه بود، از وی به طریق امتحان سوال کرده، گفت: bible_en_fa For John came unto you in the way of righteousness, and ye believed him not: but the publicans and the harlots believed him: and ye, when ye had seen it, repented not afterward, that ye might believe him. «ای استاد، کدام حکم در شریعت بزرگتر است؟» bible_en_fa Hear another parable: There was a certain householder, which planted a vineyard, and hedged it round about, and digged a winepress in it, and built a tower, and let it out to husbandmen, and went into a far country: عیسی وی را گفت: «اینکه خداوند خدای خود را به همه دل و تمامی نفس و تمامی فکر خود محبت نما. bible_en_fa And when the time of the fruit drew near, he sent his servants to the husbandmen, that they might receive the fruits of it. این است حکم اول و اعظم. bible_en_fa And the husbandmen took his servants, and beat one, and killed another, and stoned another. و دوم مثل آن است یعنی همسایه خود را مثل خود محبت نما. bible_en_fa Again, he sent other servants more than the first: and they did unto them likewise. بدین دو حکم، تمام تورات و صحف انبیامتعلق است.» bible_en_fa But last of all he sent unto them his son, saying, They will reverence my son. و چون فریسیان جمع بودند، عیسی ازایشان پرسیده، bible_en_fa But when the husbandmen saw the son, they said among themselves, This is the heir; come, let us kill him, and let us seize on his inheritance. گفت: «درباره مسیح چه گمان می‌برید؟ او پسر کیست؟» بدو گفتند: «پسر داود.» bible_en_fa And they caught him, and cast him out of the vineyard, and slew him. ایشان را گفت: «پس چطور داود در روح، او راخداوند می‌خواند؟ چنانکه می‌گوید: bible_en_fa When the lord therefore of the vineyard cometh, what will he do unto those husbandmen? "خداوندبه خداوند من گفت، به‌دست راست من بنشین تادشمانان تو را پای انداز تو سازم." bible_en_fa They say unto him, He will miserably destroy those wicked men, and will let out his vineyard unto other husbandmen, which shall render him the fruits in their seasons. پس هرگاه داود او را خداوند می‌خواند، چگونه پسرش می‌باشد؟»و هیچ‌کس قدرت جواب وی هرگز نداشت و نه کسی از آن روز دیگرجرات سوال کردن از او نمود. bible_en_fa Jesus saith unto them, Did ye never read in the scriptures, The stone which the builders rejected, the same is become the head of the corner: this is the Lord's doing, and it is marvellous in our eyes? و هیچ‌کس قدرت جواب وی هرگز نداشت و نه کسی از آن روز دیگرجرات سوال کردن از او نمود. bible_en_fa Therefore say I unto you, The kingdom of God shall be taken from you, and given to a nation bringing forth the fruits thereof. آنگاه عیسی آن جماعت و شاگردان خود را خطاب کرده، bible_en_fa And whosoever shall fall on this stone shall be broken: but on whomsoever it shall fall, it will grind him to powder. گفت: «کاتبان وفریسیان بر کرسی موسی نشسته‌اند. bible_en_fa And when the chief priests and Pharisees had heard his parables, they perceived that he spake of them. پس آنچه به شما گویند، نگاه دارید و به‌جا آورید، لیکن مثل اعمال ایشان مکنید زیرا می‌گویند ونمی کنند. bible_en_fa But when they sought to lay hands on him, they feared the multitude, because they took him for a prophet. زیرا بارهای گران و دشوار رامی بندند و بر دوش مردم می‌نهند و خودنمی خواهند آنها را به یک انگشت حرکت دهند. bible_en_fa And Jesus answered and spake unto them again by parables, and said, و همه کارهای خود را می‌کنند تا مردم، ایشان را ببینند. حمایلهای خود را عریض و دامنهای قبای خود را پهن می‌سازند، bible_en_fa The kingdom of heaven is like unto a certain king, which made a marriage for his son, و بالا نشستن درضیافتها و کرسیهای صدر در کنایس را دوست می‌دارند، bible_en_fa And sent forth his servants to call them that were bidden to the wedding: and they would not come. و تعظیم در کوچه‌ها را و اینکه مردم ایشان را آقا آقا بخوانند. bible_en_fa Again, he sent forth other servants, saying, Tell them which are bidden, Behold, I have prepared my dinner: my oxen and my fatlings are killed, and all things are ready: come unto the marriage. لیکن شماآقا خوانده مشوید، زیرا استاد شما یکی است یعنی مسیح و جمیع شما برادرانید. bible_en_fa But they made light of it, and went their ways, one to his farm, another to his merchandise: و هیچ‌کس را بر زمین، پدر خود مخوانید زیرا پدر شمایکی است که در آسمان است. bible_en_fa And the remnant took his servants, and entreated them spitefully, and slew them. و پیشواخوانده مشوید، زیرا پیشوای شما یکی است یعنی مسیح. bible_en_fa But when the king heard thereof, he was wroth: and he sent forth his armies, and destroyed those murderers, and burned up their city. و هر‌که از شما بزرگتر باشد، خادم شما بود. bible_en_fa Then saith he to his servants, The wedding is ready, but they which were bidden were not worthy. و هر‌که خود را بلند کند، پست گردد و هر‌که خود را فروتن سازد سرافرازگردد. bible_en_fa Go ye therefore into the highways, and as many as ye shall find, bid to the marriage. وای بر شما‌ای کاتبان و فریسیان ریاکار که در ملکوت آسمان را به روی مردم می‌بندید، زیراخود داخل آن نمی شوید و داخل‌شوندگان را ازدخول مانع می‌شوید. bible_en_fa So those servants went out into the highways, and gathered together all as many as they found, both bad and good: and the wedding was furnished with guests. وای بر شما‌ای کاتبان وفریسیان ریاکار، زیرا خانه های بیوه‌زنان رامی بلعید و از روی ریا نماز را طویل می‌کنید؛ ازآنرو عذاب شدیدتر خواهید یافت. bible_en_fa And when the king came in to see the guests, he saw there a man which had not on a wedding garment: وای برشما‌ای کاتبان و فریسیان ریاکار، زیرا که بر و بحررا می‌گردید تا مریدی پیدا کنید و چون پیدا شداو را دو مرتبه پست‌تر از خود، پسر جهنم می‌سازید! bible_en_fa And he saith unto him, Friend, how camest thou in hither not having a wedding garment? And he was speechless. وای بر شما‌ای راهنمایان کور که می‌گویید "هر‌که به هیکل قسم خورد باکی نیست لیکن هر‌که به طلای هیکل قسم خورد باید وفاکند." bible_en_fa Then said the king to the servants, Bind him hand and foot, and take him away, and cast him into outer darkness; there shall be weeping and gnashing of teeth. ‌ای نادانان و نابینایان، آیا کدام افضل است؟ طلا یا هیکلی که طلا را مقدس می‌سازد؟ bible_en_fa For many are called, but few are chosen. "و هر‌که به مذبح قسم خورد باکی نیست لیکن هر‌که به هدیه‌ای که بر آن است قسم خورد، بایدادا کند." bible_en_fa Then went the Pharisees, and took counsel how they might entangle him in his talk. ‌ای جهال و کوران، کدام افضل است؟ هدیه یا مذبح که هدیه را تقدیس می‌نماید؟ bible_en_fa And they sent out unto him their disciples with the Herodians, saying, Master, we know that thou art true, and teachest the way of God in truth, neither carest thou for any man: for thou regardest not the person of men. پس هر‌که به مذبح قسم خورد، به آن و به هرچه بر آن است قسم خورده است؛ bible_en_fa Tell us therefore, What thinkest thou? Is it lawful to give tribute unto Caesar, or not? و هر‌که به هیکل قسم خورد، به آن و به او که در آن ساکن است، قسم خورده است؛ bible_en_fa But Jesus perceived their wickedness, and said, Why tempt ye me, ye hypocrites? و هر‌که به آسمان قسم خورد، به کرسی خدا و به او که بر آن نشسته است، قسم خورده باشد. bible_en_fa Shew me the tribute money. And they brought unto him a penny. وای بر شما‌ای کاتبان و فریسیان ریاکار که نعناع و شبت و زیره را عشر می‌دهید و اعظم احکام شریعت، یعنی عدالت و رحمت و ایمان را ترک کرده‌اید! می‌بایست آنها را به‌جا آورده، اینها را نیز ترک نکرده باشید. bible_en_fa And he saith unto them, Whose is this image and superscription? ‌ای رهنمایان کورکه پشه را صافی می‌کنید و شتر را فرو می‌برید! bible_en_fa They say unto him, Caesar's. Then saith he unto them, Render therefore unto Caesar the things which are Caesar's; and unto God the things that are God's. وای بر شما‌ای کاتبان و فریسیان ریاکار، از آن رو که بیرون پیاله و بشقاب را پاک می‌نمایید ودرون آنها مملو از جبر و ظلم است. bible_en_fa When they had heard these words, they marvelled, and left him, and went their way. ‌ای فریسی کور، اول درون پیاله و بشقاب را طاهرساز تا بیرونش نیز طاهر شود! bible_en_fa The same day came to him the Sadducees, which say that there is no resurrection, and asked him, وای بر شما‌ای کاتبان و فریسیان ریاکار که چون قبور سفید شده می‌باشید که از بیرون، نیکو می‌نماید لیکن درون آنها از استخوانهای مردگان و سایر نجاسات پراست! bible_en_fa Saying, Master, Moses said, If a man die, having no children, his brother shall marry his wife, and raise up seed unto his brother. همچنین شما نیز ظاهر به مردم عادل می‌نمایید، لیکن باطن از ریاکاری و شرارت مملوهستید. bible_en_fa Now there were with us seven brethren: and the first, when he had married a wife, deceased, and, having no issue, left his wife unto his brother: وای بر شما‌ای کاتبان و فریسیان ریاکار که قبرهای انبیا را بنا می‌کنید و مدفنهای صادقان رازینت می‌دهید، bible_en_fa Likewise the second also, and the third, unto the seventh. و می‌گویید: "اگر در ایام پدران خود می‌بودیم، در ریختن خون انبیا با ایشان شریک نمی شدیم!" bible_en_fa And last of all the woman died also. پس بر خود شهادت می‌دهید که فرزندان قاتلان انبیا هستید. bible_en_fa Therefore in the resurrection whose wife shall she be of the seven? for they all had her. پس شما پیمانه پدران خود را لبریز کنید! bible_en_fa Jesus answered and said unto them, Ye do err, not knowing the scriptures, nor the power of God. ‌ای ماران و افعی‌زادگان! چگونه از عذاب جهنم فرارخواهید کرد؟ bible_en_fa For in the resurrection they neither marry, nor are given in marriage, but are as the angels of God in heaven. لهذا الحال انبیا و حکماء وکاتبان نزد شما می‌فرستم و بعضی را خواهیدکشت و به دار خواهید کشید و بعضی را درکنایس خود تازیانه زده، از شهر به شهر خواهیدراند، bible_en_fa But as touching the resurrection of the dead, have ye not read that which was spoken unto you by God, saying, تا همه خونهای صادقان که بر زمین ریخته شد بر شما وارد آید، از خون هابیل صدیق تا خون زکریا ابن برخیا که او را در میان هیکل ومذبح کشتید. bible_en_fa I am the God of Abraham, and the God of Isaac, and the God of Jacob? God is not the God of the dead, but of the living. هرآینه به شما می‌گویم که این همه بر این طایفه خواهد آمد! bible_en_fa And when the multitude heard this, they were astonished at his doctrine. «ای اورشلیم، اورشلیم، قاتل انبیا وسنگسار کننده مرسلان خود! چند مرتبه‌خواستم فرزندان تو را جمع کنم، مثل مرغی که جوجه های خود را زیر بال خود جمع می‌کند ونخواستید! bible_en_fa But when the Pharisees had heard that he had put the Sadducees to silence, they were gathered together. اینک خانه شما برای شما ویران گذارده می‌شود.زیرا به شما می‌گویم از این پس مرا نخواهید دید تا بگویید مبارک است او که به نام خداوند می‌آید.» bible_en_fa Then one of them, which was a lawyer, asked him a question, tempting him, and saying, زیرا به شما می‌گویم از این پس مرا نخواهید دید تا بگویید مبارک است او که به نام خداوند می‌آید.» bible_en_fa Master, which is the great commandment in the law? پس عیسی از هیکل بیرون شده، برفت. و شاگردانش پیش آمدند تا عمارتهای هیکل را بدو نشان دهند. bible_en_fa Jesus said unto him, Thou shalt love the Lord thy God with all thy heart, and with all thy soul, and with all thy mind. عیسی ایشان را گفت: «آیا همه این چیزها را نمی بینید؟ هرآینه به شمامی گویم در اینجا سنگی بر سنگی گذارده نخواهد شد که به زیر افکنده نشود!» bible_en_fa This is the first and great commandment. و چون به کوه زیتون نشسته بود، شاگردانش در خلوت نزدوی آمده، گفتند: «به ما بگو که این امور کی واقع می‌شود و نشان آمدن تو و انقضای عالم چیست.» bible_en_fa And the second is like unto it, Thou shalt love thy neighbour as thyself. عیسی در جواب ایشان گفت: «زنهار کسی شما را گمراه نکند! bible_en_fa On these two commandments hang all the law and the prophets. زآنرو که بسا به نام من آمده خواهند گفت که من مسیح هستم و بسیاری را گمراه خواهند کرد. bible_en_fa While the Pharisees were gathered together, Jesus asked them, و جنگها و اخبار جنگها راخواهید شنید. زنهار مضطرب مشوید زیرا که وقوع این همه لازم است، لیکن انتها هنوز نیست. bible_en_fa Saying, What think ye of Christ? whose son is he? They say unto him, The Son of David. زیرا قومی با قومی و مملکتی با مملکتی مقاومت خواهند نمود و قحطیها و وباها وزلزله‌ها در جایها پدید آید. bible_en_fa He saith unto them, How then doth David in spirit call him Lord, saying, اما همه اینها آغازدردهای زه است. bible_en_fa The LORD said unto my Lord, Sit thou on my right hand, till I make thine enemies thy footstool? آنگاه شما را به مصیبت سپرده، خواهند کشت و جمیع امت‌ها بجهت اسم من از شما نفرت کنند. bible_en_fa If David then call him Lord, how is he his son? و در آن زمان، بسیاری لغزش خورده، یکدیگر را تسلیم کنند واز یکدیگر نفرت گیرند. bible_en_fa And no man was able to answer him a word, neither durst any man from that day forth ask him any more questions. و بسا انبیای کذبه ظاهر شده، بسیاری را گمراه کنند. bible_en_fa Then spake Jesus to the multitude, and to his disciples, و بجهت افزونی گناه محبت بسیاری سرد خواهد شد. bible_en_fa Saying, The scribes and the Pharisees sit in Moses' seat: لیکن هر‌که تا به انتها صبر کند، نجات یابد. bible_en_fa All therefore whatsoever they bid you observe, that observe and do; but do not ye after their works: for they say, and do not. و به این بشارت ملکوت در تمام عالم موعظه خواهد شد تا بر جمیع امت‌ها شهادتی شود؛ آنگاه انتها خواهد رسید. bible_en_fa For they bind heavy burdens and grievous to be borne, and lay them on men's shoulders; but they themselves will not move them with one of their fingers. «پس چون مکروه ویرانی را که به زبان دانیال نبی گفته شده است، در مقام مقدس بر پاشده بینید هر‌که خواند دریافت کند bible_en_fa But all their works they do for to be seen of men: they make broad their phylacteries, and enlarge the borders of their garments, آنگاه هر‌که در یهودیه باشد به کوهستان بگریزد؛ bible_en_fa And love the uppermost rooms at feasts, and the chief seats in the synagogues, وهر‌که بر بام باشد، بجهت برداشتن چیزی از خانه به زیر نیاید؛ bible_en_fa And greetings in the markets, and to be called of men, Rabbi, Rabbi. و هر‌که در مزرعه است، بجهت برداشتن رخت خود برنگردد. bible_en_fa But be not ye called Rabbi: for one is your Master, even Christ; and all ye are brethren. لیکن وای برآبستنان و شیر دهندگان در آن ایام! bible_en_fa And call no man your father upon the earth: for one is your Father, which is in heaven. پس دعاکنید تا فرار شما در زمستان یا در سبت نشود، bible_en_fa Neither be ye called masters: for one is your Master, even Christ. زیرا که در آن زمان چنان مصیبت عظیمی ظاهر می‌شود که از ابتدا عالم تا کنون نشده ونخواهد شد! bible_en_fa But he that is greatest among you shall be your servant. و اگر آن ایام کوتاه نشدی، هیچ بشری نجات نیافتی، لیکن بخاطر برگزیدگان، آن روزها کوتاه خواهد شد. bible_en_fa And whosoever shall exalt himself shall be abased; and he that shall humble himself shall be exalted. آنگاه اگر کسی به شما گوید: "اینک مسیح در اینجا یا در آنجا است " باور مکنید، bible_en_fa But woe unto you, scribes and Pharisees, hypocrites! for ye shut up the kingdom of heaven against men: for ye neither go in yourselves, neither suffer ye them that are entering to go in. زیرا که مسیحیان کاذب و انبیا کذبه ظاهر شده، علامات ومعجزات عظیمه چنان خواهند نمود که اگرممکن بودی برگزیدگان را نیز گمراه کردندی. bible_en_fa Woe unto you, scribes and Pharisees, hypocrites! for ye devour widows' houses, and for a pretence make long prayer: therefore ye shall receive the greater damnation. اینک شما را پیش خبر دادم. bible_en_fa Woe unto you, scribes and Pharisees, hypocrites! for ye compass sea and land to make one proselyte, and when he is made, ye make him twofold more the child of hell than yourselves. «پس اگر شما را گویند: اینک درصحراست، بیرون مروید یا آنکه در خلوت است، باور مکنید، bible_en_fa Woe unto you, ye blind guides, which say, Whosoever shall swear by the temple, it is nothing; but whosoever shall swear by the gold of the temple, he is a debtor! زیرا همچنان‌که برق ازمشرق ساطع شده، تا به مغرب ظاهر می‌شود، ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد. bible_en_fa Ye fools and blind: for whether is greater, the gold, or the temple that sanctifieth the gold? و هرجا که مرداری باشد، کرکسان در آنجا جمع شوند. bible_en_fa And, Whosoever shall swear by the altar, it is nothing; but whosoever sweareth by the gift that is upon it, he is guilty. و فور بعد از مصیبت آن ایام، آفتاب تاریک گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان ازآسمان فرو ریزند و قوتهای افلاک متزلزل گردد. bible_en_fa Ye fools and blind: for whether is greater, the gift, or the altar that sanctifieth the gift? آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گرددو در آن وقت، جمیع طوایف زمین سینه زنی کنندو پسر انسان را بینند که بر ابرهای آسمان، با قوت و جلال عظیم می‌آید؛ bible_en_fa Whoso therefore shall swear by the altar, sweareth by it, and by all things thereon. و فرشتگان خود را باصور بلند آواز فرستاده، برگزیدگان او را ازبادهای اربعه از کران تا بکران فلک فراهم خواهندآورد. bible_en_fa And whoso shall swear by the temple, sweareth by it, and by him that dwelleth therein. «پس از درخت انجیر مثلش را فرا‌گیرید که چون شاخه‌اش نازک شده، برگها می‌آورد، می فهمید که تابستان نزدیک است. bible_en_fa And he that shall swear by heaven, sweareth by the throne of God, and by him that sitteth thereon. همچنین شما نیز چون این همه را بینید، بفهمید که نزدیک بلکه بر در است. bible_en_fa Woe unto you, scribes and Pharisees, hypocrites! for ye pay tithe of mint and anise and cummin, and have omitted the weightier matters of the law, judgment, mercy, and faith: these ought ye to have done, and not to leave the other undone. هرآینه به شما می‌گویم تا این همه واقع نشود، این طایفه نخواهد گذشت. bible_en_fa Ye blind guides, which strain at a gnat, and swallow a camel. آسمان و زمین زایل خواهد شد، لیکن سخنان من هرگز زایل نخواهد شد. bible_en_fa Woe unto you, scribes and Pharisees, hypocrites! for ye make clean the outside of the cup and of the platter, but within they are full of extortion and excess. «اما از آن روز و ساعت هیچ‌کس اطلاع ندارد، حتی ملائکه آسمان جز پدر من و بس. bible_en_fa Thou blind Pharisee, cleanse first that which is within the cup and platter, that the outside of them may be clean also. لیکن چنانکه ایام نوح بود، ظهور پسر انسان نیزچنان خواهد بود. bible_en_fa Woe unto you, scribes and Pharisees, hypocrites! for ye are like unto whited sepulchres, which indeed appear beautiful outward, but are within full of dead men's bones, and of all uncleanness. زیرا همچنان‌که در ایام قبل از طوفان می‌خوردند و می‌آشامیدند و نکاح می‌کردند و منکوحه می‌شدند تا روزی که نوح داخل کشتی گشت، bible_en_fa Even so ye also outwardly appear righteous unto men, but within ye are full of hypocrisy and iniquity. و نفهمیدند تا طوفان آمده، همه را ببرد، همچنین ظهور پسر انسان نیزخواهد بود. bible_en_fa Woe unto you, scribes and Pharisees, hypocrites! because ye build the tombs of the prophets, and garnish the sepulchres of the righteous, آنگاه دو نفری که در مزرعه‌ای می‌باشند، یکی گرفته و دیگری واگذارده شود. bible_en_fa And say, If we had been in the days of our fathers, we would not have been partakers with them in the blood of the prophets. و دو زن که دستاس می‌کنند، یکی گرفته ودیگری رها شود. bible_en_fa Wherefore ye be witnesses unto yourselves, that ye are the children of them which killed the prophets. پس بیدار باشید زیرا که نمی دانید در کدام ساعت خداوند شما می‌آید. bible_en_fa Fill ye up then the measure of your fathers. لیکن این را بدانید که اگر صاحب‌خانه می‌دانست در چه پاس از شب دزد می‌آید، بیدارمی ماند و نمی گذاشت که به خانه‌اش نقب زند. bible_en_fa Ye serpents, ye generation of vipers, how can ye escape the damnation of hell? لهذا شما نیز حاضر باشید، زیرا در ساعتی که گمان نبرید، پسر انسان می‌آید. bible_en_fa Wherefore, behold, I send unto you prophets, and wise men, and scribes: and some of them ye shall kill and crucify; and some of them shall ye scourge in your synagogues, and persecute them from city to city: «پس آن غلام امین و دانا کیست که آقایش او را بر اهل خانه خود بگمارد تا ایشان را در وقت معین خوراک دهد؟ bible_en_fa That upon you may come all the righteous blood shed upon the earth, from the blood of righteous Abel unto the blood of Zacharias son of Barachias, whom ye slew between the temple and the altar. خوشابحال آن غلامی که چون آقایش آید، او را در چنین کار مشغول یابد. bible_en_fa Verily I say unto you, All these things shall come upon this generation. هرآینه به شما می‌گویم که او را بر تمام مایملک خود خواهد گماشت. bible_en_fa O Jerusalem, Jerusalem, thou that killest the prophets, and stonest them which are sent unto thee, how often would I have gathered thy children together, even as a hen gathereth her chickens under her wings, and ye would not! لیکن هرگاه آن غلام شریر با خود گوید که آقای من در‌آمدن تاخیر می‌نماید، bible_en_fa Behold, your house is left unto you desolate. و شروع کند به زدن همقطاران خود و خوردن و نوشیدن با میگساران، bible_en_fa For I say unto you, Ye shall not see me henceforth, till ye shall say, Blessed is he that cometh in the name of the Lord. هرآینه آقای آن غلام آید، در روزی که منتظرنباشد و در ساعتی که نداند،و او را دو پاره کرده، نصیبش را با ریاکاران قرار دهد در مکانی که گریه و فشار دندان خواهد بود. bible_en_fa And Jesus went out, and departed from the temple: and his disciples came to him for to shew him the buildings of the temple. و او را دو پاره کرده، نصیبش را با ریاکاران قرار دهد در مکانی که گریه و فشار دندان خواهد بود. bible_en_fa And Jesus said unto them, See ye not all these things? verily I say unto you, There shall not be left here one stone upon another, that shall not be thrown down. «در آن زمان ملکوت آسمان مثل ده باکره خواهد بود که مشعلهای خود رابرداشته، به استقبال داماد بیرون رفتند. bible_en_fa And as he sat upon the mount of Olives, the disciples came unto him privately, saying, Tell us, when shall these things be? and what shall be the sign of thy coming, and of the end of the world? و ازایشان پنج دانا و پنج نادان بودند. bible_en_fa And Jesus answered and said unto them, Take heed that no man deceive you. اما نادانان مشعلهای خود را برداشته، هیچ روغن با خودنبردند. bible_en_fa For many shall come in my name, saying, I am Christ; and shall deceive many. لیکن دانایان، روغن در ظروف خود بامشعلهای خویش برداشتند. bible_en_fa And ye shall hear of wars and rumours of wars: see that ye be not troubled: for all these things must come to pass, but the end is not yet. و چون آمدن دامادبطول انجامید، همه پینکی زده، خفتند. bible_en_fa For nation shall rise against nation, and kingdom against kingdom: and there shall be famines, and pestilences, and earthquakes, in divers places. و درنصف شب صدایی بلند شد که "اینک دامادمی آید به استقبال وی بشتابید." bible_en_fa All these are the beginning of sorrows. پس تمامی آن باکره‌ها برخاسته، مشعلهای خود را اصلاح نمودند. bible_en_fa Then shall they deliver you up to be afflicted, and shall kill you: and ye shall be hated of all nations for my name's sake. و نادانان، دانایان را گفتند: "از روغن خود به ما دهید زیرا مشعلهای ما خاموش می‌شود." bible_en_fa And then shall many be offended, and shall betray one another, and shall hate one another. اما دانایان در جواب گفتند: "نمی شود، مبادا ما و شما را کفاف ندهد. بلکه نزدفروشندگان رفته، برای خود بخرید." bible_en_fa And many false prophets shall rise, and shall deceive many. و درحینی که ایشان بجهت خرید می‌رفتند، داماد برسید و آنانی که حاضر بودند، با وی به عروسی داخل شده، در بسته گردید. bible_en_fa And because iniquity shall abound, the love of many shall wax cold. بعد از آن، باکره های دیگر نیز آمده، گفتند: "خداوندا برای ماباز کن." bible_en_fa But he that shall endure unto the end, the same shall be saved. او در جواب گفت: "هرآینه به شمامی گویم شما را نمی شناسم." bible_en_fa And this gospel of the kingdom shall be preached in all the world for a witness unto all nations; and then shall the end come. پس بیدار باشیدزیرا که آن روز و ساعت را نمی دانید. bible_en_fa When ye therefore shall see the abomination of desolation, spoken of by Daniel the prophet, stand in the holy place, (whoso readeth, let him understand:) «زیرا چنانکه مردی عازم سفر شده، غلامان خود را طلبید و اموال خود را بدیشان سپرد، bible_en_fa Then let them which be in Judaea flee into the mountains: یکی را پنج قنطار و دیگری را دو وسومی را یک داد؛ هر یک را بحسب استعدادش. و بی‌درنگ متوجه سفر شد. bible_en_fa Let him which is on the housetop not come down to take any thing out of his house: پس آنکه پنج قنطار یافته بود، رفته و با آنها تجارت نموده، پنج قنطار دیگر سود کرد. bible_en_fa Neither let him which is in the field return back to take his clothes. و همچنین صاحب دوقنطار نیز دو قنطار دیگر سود گرفت. bible_en_fa And woe unto them that are with child, and to them that give suck in those days! اما آنکه یک قنطار گرفته بود، رفته زمین را کند و نقد آقای خود را پنهان نمود. bible_en_fa But pray ye that your flight be not in the winter, neither on the sabbath day: «و بعد از مدت مدیدی، آقای آن غلامان آمده، از ایشان حساب خواست. bible_en_fa For then shall be great tribulation, such as was not since the beginning of the world to this time, no, nor ever shall be. پس آنکه پنج قنطار یافته بود، پیش آمده، پنج قنطار دیگرآورده، گفت: خداوندا پنج قنطار به من سپردی، اینک پنج قنطار دیگر سود کردم." bible_en_fa And except those days should be shortened, there should no flesh be saved: but for the elect's sake those days shall be shortened. آقای او به وی گفت: آفرین‌ای غلام نیک متدین! بر چیزهای اندک امین بودی، تو را بر چیزهای بسیار خواهم گماشت. به شادی خداوند خود داخل شو! bible_en_fa Then if any man shall say unto you, Lo, here is Christ, or there; believe it not. وصاحب دو قنطار نیز آمده، گفت: ای آقا دو قنطارتسلیم من نمودی، اینک دو قنطار دیگر سودیافته‌ام. bible_en_fa For there shall arise false Christs, and false prophets, and shall shew great signs and wonders; insomuch that, if it were possible, they shall deceive the very elect. آقایش وی را گفت: آفرین‌ای غلام نیک متدین! بر چیزهای کم امین بودی، تو را بر چیزهای بسیار می‌گمارم. در خوشی خداوندخود داخل شو! bible_en_fa Behold, I have told you before. پس آنکه یک قنطار گرفته بود، پیش آمده، گفت: ای آقا چون تو رامی شناختم که مرد درشت خویی می‌باشی، ازجایی که نکاشته‌ای می‌دروی و از جایی که نیفشانده‌ای جمع می‌کنی، bible_en_fa Wherefore if they shall say unto you, Behold, he is in the desert; go not forth: behold, he is in the secret chambers; believe it not. پس ترسان شده، رفتم و قنطار تو را زیر زمین نهفتم. اینک مال توموجود است. bible_en_fa For as the lightning cometh out of the east, and shineth even unto the west; so shall also the coming of the Son of man be. آقایش در جواب وی گفت: ای غلام شریر بیکاره! دانسته‌ای که از جایی که نکاشته‌ام میدروم و از مکانی که نپاشیده‌ام، جمع می‌کنم. bible_en_fa For wheresoever the carcase is, there will the eagles be gathered together. از همین جهت تو را می‌بایست نقد مرابه صرافان بدهی تا وقتی که بیایم مال خود را باسود بیابم. bible_en_fa Immediately after the tribulation of those days shall the sun be darkened, and the moon shall not give her light, and the stars shall fall from heaven, and the powers of the heavens shall be shaken: الحال آن قنطار را از او گرفته، به صاحب ده قنطار بدهید. bible_en_fa And then shall appear the sign of the Son of man in heaven: and then shall all the tribes of the earth mourn, and they shall see the Son of man coming in the clouds of heaven with power and great glory. زیرا به هر‌که داردداده شود و افزونی یابد و از آنکه ندارد آنچه داردنیز گرفته شود. bible_en_fa And he shall send his angels with a great sound of a trumpet, and they shall gather together his elect from the four winds, from one end of heaven to the other. و آن غلام بی‌نفع را در ظلمت خارجی اندازید، جایی که گریه و فشار دندان خواهد بود. bible_en_fa Now learn a parable of the fig tree; When his branch is yet tender, and putteth forth leaves, ye know that summer is nigh: «اما چون پسر انسان در جلال خود باجمیع ملائکه مقدس خویش آید، آنگاه بر کرسی جلال خود خواهد نشست، bible_en_fa So likewise ye, when ye shall see all these things, know that it is near, even at the doors. و جمیع امت‌ها درحضور او جمع شوند و آنها را از همدیگر جدامی کند به قسمی که شبان میشها را از بزها جدامی کند. bible_en_fa Verily I say unto you, This generation shall not pass, till all these things be fulfilled. و میشها را بر دست راست و بزها را برچپ خود قرار دهد. bible_en_fa Heaven and earth shall pass away, but my words shall not pass away. آنگاه پادشاه به اصحاب طرف راست گوید: بیایید‌ای برکت یافتگان از پدر من و ملکوتی را که از ابتدای عالم برای شما آماده‌شده است، به میراث گیرید. bible_en_fa But of that day and hour knoweth no man, no, not the angels of heaven, but my Father only. زیرا چون گرسنه بودم مرا طعام دادید، تشنه بودم سیرآبم نمودید، غریب بودم مرا جا دادید، bible_en_fa But as the days of Noe were, so shall also the coming of the Son of man be. عریان بودم مراپوشانیدید، مریض بودم عیادتم کردید، در حبس بودم دیدن من آمدید. bible_en_fa For as in the days that were before the flood they were eating and drinking, marrying and giving in marriage, until the day that Noe entered into the ark, آنگاه عادلان به پاسخ گویند: ای خداوند، کی گرسنه ات دیدیم تاطعامت دهیم، یا تشنه ات یافتیم تا سیرآبت نماییم، bible_en_fa And knew not until the flood came, and took them all away; so shall also the coming of the Son of man be. یا کی تو را غریب یافتیم تا تو را جادهیم یا عریان تا بپوشانیم، bible_en_fa Then shall two be in the field; the one shall be taken, and the other left. و کی تو را مریض یامحبوس یافتیم تا عیادتت کنیم؟ bible_en_fa Two women shall be grinding at the mill; the one shall be taken, and the other left. پادشاه درجواب ایشان گوید: هرآینه به شما می‌گویم، آنچه به یکی از این برادران کوچکترین من کردید، به من کرده‌اید. bible_en_fa Watch therefore: for ye know not what hour your Lord doth come. «پس اصحاب طرف چپ را گوید: ای ملعونان، از من دور شوید در آتش جاودانی که برای ابلیس و فرشتگان او مهیا شده است. bible_en_fa But know this, that if the goodman of the house had known in what watch the thief would come, he would have watched, and would not have suffered his house to be broken up. زیراگرسنه بودم مرا خوراک ندادید، تشنه بودم مراآب ندادید، bible_en_fa Therefore be ye also ready: for in such an hour as ye think not the Son of man cometh. غریب بودم مرا جا ندادید، عریان بودم مرا نپوشانیدید، مریض و محبوس بودم عیادتم ننمودید. bible_en_fa Who then is a faithful and wise servant, whom his lord hath made ruler over his household, to give them meat in due season? پس ایشان نیز به پاسخ گویند: ای خداوند، کی تو را گرسنه یا تشنه یاغریب یا برهنه یا مریض یا محبوس دیده، خدمتت نکردیم؟ bible_en_fa Blessed is that servant, whom his lord when he cometh shall find so doing. آنگاه در جواب ایشان گوید: هرآینه به شما می‌گویم، آنچه به یکی از این کوچکان نکردید، به من نکرده‌اید.و ایشان درعذاب جاودانی خواهند رفت، اما عادلان درحیات جاودانی.» bible_en_fa Verily I say unto you, That he shall make him ruler over all his goods. و ایشان درعذاب جاودانی خواهند رفت، اما عادلان درحیات جاودانی.» bible_en_fa But and if that evil servant shall say in his heart, My lord delayeth his coming; و چون عیسی همه این سخنان را به اتمام رسانید، به شاگردان خود گفت: bible_en_fa And shall begin to smite his fellowservants, and to eat and drink with the drunken; «می‌دانید که بعد از دو روز عید فصح است که پسر انسان تسلیم کرده می‌شود تا مصلوب گردد.» bible_en_fa The lord of that servant shall come in a day when he looketh not for him, and in an hour that he is not aware of, آنگاه روسای کهنه و کاتبان و مشایخ قوم دردیوانخانه رئیس کهنه که قیافا نام داشت جمع شده، bible_en_fa And shall cut him asunder, and appoint him his portion with the hypocrites: there shall be weeping and gnashing of teeth. شورا نمودند تا عیسی را به حیله گرفتارساخته، به قتل رسانند. bible_en_fa Then shall the kingdom of heaven be likened unto ten virgins, which took their lamps, and went forth to meet the bridegroom. اما گفتند: «نه در وقت عید مبادا آشوبی در قوم بر پا شود.» bible_en_fa And five of them were wise, and five were foolish. و هنگامی که عیسی در بیت عنیا در خانه شمعون ابرص شد، bible_en_fa They that were foolish took their lamps, and took no oil with them: زنی با شیشه‌ای عطر گرانبهانزد او آمده، چون بنشست بر سر وی ریخت. bible_en_fa But the wise took oil in their vessels with their lamps. اماشاگردانش چون این را دیدند، غضب نموده، گفتند: «چرا این اسراف شده است؟ bible_en_fa While the bridegroom tarried, they all slumbered and slept. زیرا ممکن بود این عطر به قیمت گران فروخته و به فقرا داده شود.» bible_en_fa And at midnight there was a cry made, Behold, the bridegroom cometh; go ye out to meet him. عیسی این را درک کرده، بدیشان گفت: «چرا بدین زن زحمت می‌دهید؟ زیرا کار نیکو به من کرده است. bible_en_fa Then all those virgins arose, and trimmed their lamps. زیرا که فقرا را همیشه نزد خوددارید اما مرا همیشه ندارید. bible_en_fa And the foolish said unto the wise, Give us of your oil; for our lamps are gone out. و این زن که این عطر را بر بدنم مالید، بجهت دفن من کرده است. bible_en_fa But the wise answered, saying, Not so; lest there be not enough for us and you: but go ye rather to them that sell, and buy for yourselves. هرآینه به شما می‌گویم هر جایی که درتمام عالم بدین بشارت موعظه کرده شود، کاراین زن نیز بجهت یادگاری او مذکور خواهدشد.» bible_en_fa And while they went to buy, the bridegroom came; and they that were ready went in with him to the marriage: and the door was shut. «آنگاه یکی از آن دوازده که به یهودای اسخریوطی مسمی بود، نزد روسای کهنه رفته، bible_en_fa Afterward came also the other virgins, saying, Lord, Lord, open to us. گفت: «مرا چند خواهید داد تا او را به شماتسلیم کنم؟ «ایشان سی پاره نقره با وی قراردادند. bible_en_fa But he answered and said, Verily I say unto you, I know you not. و از آن وقت در صدد فرصت شد تا اورا بدیشان تسلیم کند. bible_en_fa Watch therefore, for ye know neither the day nor the hour wherein the Son of man cometh. پس در روز اول عید فطیر، شاگردان نزدعیسی آمده، گفتند: «کجا می‌خواهی فصح راآماده کنیم تا بخوری؟» bible_en_fa For the kingdom of heaven is as a man travelling into a far country, who called his own servants, and delivered unto them his goods. گفت: «به شهر، نزدفلان کس رفته، بدو گویید: "استاد می‌گوید وقت من نزدیک شد و فصح را در خانه تو با شاگردان خود صرف می‌نمایم."» bible_en_fa And unto one he gave five talents, to another two, and to another one; to every man according to his several ability; and straightway took his journey. شاگردان چنانکه عیسی ایشان را امر فرمود کردند و فصح را مهیاساختند. bible_en_fa Then he that had received the five talents went and traded with the same, and made them other five talents. چون وقت شام رسید با آن دوازده بنشست. bible_en_fa And likewise he that had received two, he also gained other two. و وقتی که ایشان غذا می‌خوردند، اوگفت: «هرآینه به شما می‌گویم که یکی از شما مراتسلیم می‌کند!» bible_en_fa But he that had received one went and digged in the earth, and hid his lord's money. پس بغایت غمگین شده، هریک از ایشان به وی سخن آغاز کردند که «خداوندا آیا من آنم؟» bible_en_fa After a long time the lord of those servants cometh, and reckoneth with them. او در جواب گفت: «آنکه دست با من در قاب فرو برد، همان کس مرا تسلیم نماید! bible_en_fa And so he that had received five talents came and brought other five talents, saying, Lord, thou deliveredst unto me five talents: behold, I have gained beside them five talents more. هرآینه پسر انسان به همانطور که درباره او مکتوب است رحلت می‌کند. لیکن وای بر آنکسی‌که پسر انسان بدست او تسلیم شود! آن شخص را بهتر بودی که تولد نیافتی!» bible_en_fa His lord said unto him, Well done, thou good and faithful servant: thou hast been faithful over a few things, I will make thee ruler over many things: enter thou into the joy of thy lord. و یهوداکه تسلیم‌کننده وی بود، به جواب گفت: «ای استاد آیا من آنم؟» به وی گفت: «تو خود گفتی!» bible_en_fa He also that had received two talents came and said, Lord, thou deliveredst unto me two talents: behold, I have gained two other talents beside them. و چون ایشان غذا می‌خوردند، عیسی نان راگرفته، برکت داد و پاره کرده، به شاگردان داد وگفت: «بگیرید و بخورید، این است بدن من.» bible_en_fa His lord said unto him, Well done, good and faithful servant; thou hast been faithful over a few things, I will make thee ruler over many things: enter thou into the joy of thy lord. وپیاله را گرفته، شکر نمود و بدیشان داده، گفت: «همه شما از این بنوشید، bible_en_fa Then he which had received the one talent came and said, Lord, I knew thee that thou art an hard man, reaping where thou hast not sown, and gathering where thou hast not strawed: زیرا که این است خون من در عهد جدید که در راه بسیاری بجهت آمرزش گناهان ریخته می‌شود. bible_en_fa And I was afraid, and went and hid thy talent in the earth: lo, there thou hast that is thine. اما به شمامی گویم که بعد از این از میوه مو دیگر نخواهم نوشید تا روزی که آن را با شما در ملکوت پدرخود، تازه آشامم.» bible_en_fa His lord answered and said unto him, Thou wicked and slothful servant, thou knewest that I reap where I sowed not, and gather where I have not strawed: پس تسبیح خواندند و به سوی کوه زیتون روانه شدند. bible_en_fa Thou oughtest therefore to have put my money to the exchangers, and then at my coming I should have received mine own with usury. آنگاه عیسی بدیشان گفت: «همه شما امشب درباره من لغزش می‌خورید چنانکه مکتوب است که شبان را می‌زنم و گوسفندان گله پراکنده می‌شوند. bible_en_fa Take therefore the talent from him, and give it unto him which hath ten talents. لیکن بعد از برخاستنم، پیش از شما به جلیل خواهم رفت.» bible_en_fa For unto every one that hath shall be given, and he shall have abundance: but from him that hath not shall be taken away even that which he hath. پطرس درجواب وی گفت: «هر گاه همه درباره تو لغزش خورند، من هرگز نخورم.» bible_en_fa And cast ye the unprofitable servant into outer darkness: there shall be weeping and gnashing of teeth. عیسی به وی گفت: «هرآینه به تو می‌گویم که در همین شب قبل ازبانک زدن خروس، سه مرتبه مرا انکار خواهی کرد!» bible_en_fa When the Son of man shall come in his glory, and all the holy angels with him, then shall he sit upon the throne of his glory: پطرس به وی گفت: «هرگاه مردنم با تو لازم شود، هرگز تو را انکار نکنم!» و سایرشاگردان نیز همچنان گفتند. bible_en_fa And before him shall be gathered all nations: and he shall separate them one from another, as a shepherd divideth his sheep from the goats: آنگاه عیسی با ایشان به موضعی که مسمی به جتسیمانی بود رسیده، به شاگردان خود گفت: «در اینجا بنشینید تا من رفته، در آنجا دعا کنم.» bible_en_fa And he shall set the sheep on his right hand, but the goats on the left. و پطرس و دو پسر زبدی را برداشته، بی‌نهایت غمگین و دردناک شد. bible_en_fa Then shall the King say unto them on his right hand, Come, ye blessed of my Father, inherit the kingdom prepared for you from the foundation of the world: پس بدیشان گفت: «نفس من از غایت الم مشرف به موت شده است. در اینجا مانده با من بیدار باشید.» bible_en_fa For I was an hungred, and ye gave me meat: I was thirsty, and ye gave me drink: I was a stranger, and ye took me in: پس قدری پیش رفته، به روی در‌افتاد و دعا کرده، گفت: «ای پدر من، اگر ممکن باشد این پیاله از من بگذرد؛ لیکن نه به خواهش من، بلکه به اراداه تو.» bible_en_fa Naked, and ye clothed me: I was sick, and ye visited me: I was in prison, and ye came unto me. و نزدشاگردان خود آمده، ایشان را در خواب یافت. وبه پطرس گفت: «آیا همچنین نمی توانستید یک ساعت با من بیدار باشید؟ bible_en_fa Then shall the righteous answer him, saying, Lord, when saw we thee an hungred, and fed thee? or thirsty, and gave thee drink? بیدار باشید و دعاکنید تا در معرض آزمایش نیفتید! روح راغب است، لیکن جسم ناتوان.» bible_en_fa When saw we thee a stranger, and took thee in? or naked, and clothed thee? و بار دیگر رفته، بازدعا نموده، گفت: «ای پدر من، اگر ممکن نباشد که این پیاله بدون نوشیدن از من بگذرد، آنچه اراده تواست بشود.» bible_en_fa Or when saw we thee sick, or in prison, and came unto thee? و آمده، باز ایشان را در خواب یافت زیرا که چشمان ایشان سنگین شده بود. bible_en_fa And the King shall answer and say unto them, Verily I say unto you, Inasmuch as ye have done it unto one of the least of these my brethren, ye have done it unto me. پس ایشان را ترک کرده، رفت و دفعه سوم به همان کلام دعا کرد. bible_en_fa Then shall he say also unto them on the left hand, Depart from me, ye cursed, into everlasting fire, prepared for the devil and his angels: آنگاه نزد شاگردان آمده، بدیشان گفت: «مابقی را بخوابید واستراحت کنید. الحال ساعت رسیده است که پسر انسان به‌دست گناهکاران تسلیم شود. bible_en_fa For I was an hungred, and ye gave me no meat: I was thirsty, and ye gave me no drink: برخیزید برویم. اینک تسلیم‌کننده من نزدیک است!» bible_en_fa I was a stranger, and ye took me not in: naked, and ye clothed me not: sick, and in prison, and ye visited me not. و هنوز سخن می‌گفت که ناگاه یهودا که یکی از آن دوازده بود با جمعی کثیر با شمشیرهاو چوبها از جانب روساء کهنه و مشایخ قوم آمدند. bible_en_fa Then shall they also answer him, saying, Lord, when saw we thee an hungred, or athirst, or a stranger, or naked, or sick, or in prison, and did not minister unto thee? و تسلیم‌کننده او بدیشان نشانی داده، گفته بود: «هر‌که را بوسه زنم، همان است. او رامحکم بگیرید.» bible_en_fa Then shall he answer them, saying, Verily I say unto you, Inasmuch as ye did it not to one of the least of these, ye did it not to me. در ساعت نزد عیسی آمده، گفت: «سلام یا سیدی!» و او را بوسید. bible_en_fa And these shall go away into everlasting punishment: but the righteous into life eternal. عیسی وی را گفت: «ای رفیق، از بهر‌چه آمدی؟» آنگاه پیش آمده، دست بر عیسی انداخته، او را گرفتند. bible_en_fa And it came to pass, when Jesus had finished all these sayings, he said unto his disciples, و ناگاه یکی از همراهان عیسی دست آورده، شمشیر خود را از غلاف کشیده، بر غلام رئیس کهنه زد و گوشش را از تن جدا کرد. bible_en_fa Ye know that after two days is the feast of the passover, and the Son of man is betrayed to be crucified. آنگاه عیسی وی را گفت: «شمشیر خود را غلاف کن، زیرا هر‌که شمشیر گیرد، به شمشیر هلاک گردد. bible_en_fa Then assembled together the chief priests, and the scribes, and the elders of the people, unto the palace of the high priest, who was called Caiaphas, آیا گمان می‌بری که نمی توانم الحال از پدرخود درخواست کنم که زیاده از دوازده فوج ازملائکه برای من حاضر سازد؟ bible_en_fa And consulted that they might take Jesus by subtilty, and kill him. لیکن در این صورت کتب چگونه تمام گردد که همچنین می‌بایست بشود؟» bible_en_fa But they said, Not on the feast day, lest there be an uproar among the people. در آن ساعت، به آن گروه گفت: گویا بر دزد بجهت گرفتن من با تیغها وچوبها بیرون آمدید! هر روز با شما در هیکل نشسته، تعلیم می‌دادم و مرا نگرفتید. bible_en_fa Now when Jesus was in Bethany, in the house of Simon the leper, لیکن این همه شد تا کتب انبیا تمام شود.» در آن وقت جمیع شاگردان او را واگذارده، بگریختند. bible_en_fa There came unto him a woman having an alabaster box of very precious ointment, and poured it on his head, as he sat at meat. و آنانی که عیسی را گرفته بودند، او را نزدقیافا رئیس کهنه جایی که کاتبان و مشایخ جمع بودند، بردند. bible_en_fa But when his disciples saw it, they had indignation, saying, To what purpose is this waste? اما پطرس از دور در عقب اوآمده، به خانه رئیس کهنه در‌آمد و با خادمان بنشست تا انجام کار را ببیند. bible_en_fa For this ointment might have been sold for much, and given to the poor. پس روسای کهنه و مشایخ و تمامی اهل شورا طلب شهادت دروغ بر عیسی می‌کردند تا او را بقتل رسانند، bible_en_fa When Jesus understood it, he said unto them, Why trouble ye the woman? for she hath wrought a good work upon me. لیکن نیافتند. با آنکه چند شاهد دروغ پیش آمدند، هیچ نیافتند. آخر دو نفر آمده، bible_en_fa For ye have the poor always with you; but me ye have not always. گفتند: «این شخص گفت: "می توانم هیکل خدا را خراب کنم و در سه روزش بنا نمایم."» bible_en_fa For in that she hath poured this ointment on my body, she did it for my burial. پس رئیس کهنه برخاسته، بدو گفت: «هیچ جواب نمی دهی؟ چیست که اینها بر تو شهادت می‌دهند؟» bible_en_fa Verily I say unto you, Wheresoever this gospel shall be preached in the whole world, there shall also this, that this woman hath done, be told for a memorial of her. اما عیسی خاموش ماند! تا آنکه رئیس کهنه روی به وی کرده، گفت: «تو را به خدای حی قسم می‌دهم مارا بگوی که تو مسیح پس خدا هستی یا نه؟» bible_en_fa Then one of the twelve, called Judas Iscariot, went unto the chief priests, عیسی به وی گفت: «تو گفتی! و نیز شما رامی گویم بعد از این پسر انسان را خواهید دید که بر دست راست قوت نشسته، بر ابرهای آسمان می‌آید!» bible_en_fa And said unto them, What will ye give me, and I will deliver him unto you? And they covenanted with him for thirty pieces of silver. در ساعت رئیس کهنه رخت خود راچاک زده، گفت: «کفر گفت! دیگر ما را چه حاجت به شهود است؟ الحال کفرش را شنیدید! bible_en_fa And from that time he sought opportunity to betray him. چه مصلحت می‌بینید؟» ایشان در جواب گفتند: «مستوجب قتل است!» bible_en_fa Now the first day of the feast of unleavened bread the disciples came to Jesus, saying unto him, Where wilt thou that we prepare for thee to eat the passover? آنگاه آب دهان بر رویش انداخته، او را طپانچه می‌زدند و بعضی سیلی زده، bible_en_fa And he said, Go into the city to such a man, and say unto him, The Master saith, My time is at hand; I will keep the passover at thy house with my disciples. می‌گفتند: «ای مسیح، به ما نبوت کن! کیست که تو را زده است؟» bible_en_fa And the disciples did as Jesus had appointed them; and they made ready the passover. اما پطرس در ایوان بیرون نشسته بود که ناگاه کنیزکی نزد وی آمده، گفت: «تو هم با عیسی جلیلی بودی!» bible_en_fa Now when the even was come, he sat down with the twelve. او روبروی همه انکارنموده، گفت: «نمی دانم چه می‌گویی!» bible_en_fa And as they did eat, he said, Verily I say unto you, that one of you shall betray me. و چون به دهلیز بیرون رفت، کنیزی دیگر او را دیده، به حاضرین گفت: «این شخص نیز از رفقای عیسی ناصری است!» bible_en_fa And they were exceeding sorrowful, and began every one of them to say unto him, Lord, is it I? باز قسم خورده، انکار نمود که «این مرد را نمی شناسم.» bible_en_fa And he answered and said, He that dippeth his hand with me in the dish, the same shall betray me. بعد از چندی، آنانی که ایستاده بودند پیش آمده، پطرس را گفتند: «البته تو هم از اینها هستی زیرا که لهجه تو بر تودلالت می‌نماید!» bible_en_fa The Son of man goeth as it is written of him: but woe unto that man by whom the Son of man is betrayed! it had been good for that man if he had not been born. پس آغاز لعن کردن و قسم خوردن نمود که «این شخص را نمی شناسم.» ودر ساعت خروس بانگ زدآنگاه پطرس سخن عیسی را به یاد آورد که گفته بود: قبل از بانگ زدن خروس، سه مرتبه مرا انکار خواهی کرد.» پس بیرون رفته زار‌زار بگریست. bible_en_fa Then Judas, which betrayed him, answered and said, Master, is it I? He said unto him, Thou hast said. آنگاه پطرس سخن عیسی را به یاد آورد که گفته بود: قبل از بانگ زدن خروس، سه مرتبه مرا انکار خواهی کرد.» پس بیرون رفته زار‌زار بگریست. bible_en_fa And as they were eating, Jesus took bread, and blessed it, and brake it, and gave it to the disciples, and said, Take, eat; this is my body. و چون صبح شد، همه روسای کهنه ومشایخ قوم بر عیسی شورا کردند که اورا هلاک سازند. bible_en_fa And he took the cup, and gave thanks, and gave it to them, saying, Drink ye all of it; پس او را بند نهاده، بردند و به پنطیوس پیلاطس والی تسلیم نمودند. bible_en_fa For this is my blood of the new testament, which is shed for many for the remission of sins. در آن هنگام، چون یهودا تسلیم‌کننده او دید که بر او فتوا دادند، پشیمان شده، سی پاره نقره را به روسای کهنه و مشایخ رد کرده، bible_en_fa But I say unto you, I will not drink henceforth of this fruit of the vine, until that day when I drink it new with you in my Father's kingdom. گفت: «گناه کردم که خون بیگناهی را تسلیم نمودم.» گفتند: «ما را چه، خود دانی!» bible_en_fa And when they had sung an hymn, they went out into the mount of Olives. پس آن نقره را درهیکل انداخته، روانه شد و رفته خود را خفه نمود. bible_en_fa Then saith Jesus unto them, All ye shall be offended because of me this night: for it is written, I will smite the shepherd, and the sheep of the flock shall be scattered abroad. اما روسای کهنه نقره را بر داشته، گفتند: «انداختن این در بیت‌المال جایز نیست زیرا خونبها است.» bible_en_fa But after I am risen again, I will go before you into Galilee. پس شورا نموده، به آن مبلغ، مزرعه کوزه‌گر را بجهت مقبره غرباءخریدند. bible_en_fa Peter answered and said unto him, Though all men shall be offended because of thee, yet will I never be offended. از آن جهت، آن مزرعه تا امروزبحقل الدم مشهور است. bible_en_fa Jesus said unto him, Verily I say unto thee, That this night, before the cock crow, thou shalt deny me thrice. آنگاه سخنی که به زبان ارمیای نبی گفته شده بود تمام گشت که «سی پاره نقره را برداشتند، بهای آن قیمت کرده شده‌ای که بعضی از بنی‌اسرائیل بر او قیمت گذاردند. bible_en_fa Peter said unto him, Though I should die with thee, yet will I not deny thee. Likewise also said all the disciples. و آنها را بجهت مزرعه کوزه‌گر دادند، چنانکه خداوند به من گفت.» bible_en_fa Then cometh Jesus with them unto a place called Gethsemane, and saith unto the disciples, Sit ye here, while I go and pray yonder. اما عیسی در حضور والی ایستاده بود. پس والی از او پرسیده، گفت: «آیا تو پادشاه یهودهستی؟» عیسی بدو گفت: «تو می‌گویی!» bible_en_fa And he took with him Peter and the two sons of Zebedee, and began to be sorrowful and very heavy. وچون روسای کهنه و مشایخ از او شکایت می‌کردند، هیچ جواب نمی داد. bible_en_fa Then saith he unto them, My soul is exceeding sorrowful, even unto death: tarry ye here, and watch with me. پس پیلاطس وی را گفت: «نمی شنوی چقدر بر تو شهادت می‌دهند؟» bible_en_fa And he went a little further, and fell on his face, and prayed, saying, O my Father, if it be possible, let this cup pass from me: nevertheless not as I will, but as thou wilt. اما در جواب وی، یک سخن هم نگفت، بقسمی که والی بسیار متعجب شد. bible_en_fa And he cometh unto the disciples, and findeth them asleep, and saith unto Peter, What, could ye not watch with me one hour? و در هر عیدی، رسم والی این بود که یک زندانی، هر‌که را می‌خواستند، برای جماعت آزاد می‌کرد. bible_en_fa Watch and pray, that ye enter not into temptation: the spirit indeed is willing, but the flesh is weak. و در آن وقت، زندانی مشهور، برابا نام داشت. bible_en_fa He went away again the second time, and prayed, saying, O my Father, if this cup may not pass away from me, except I drink it, thy will be done. پس چون مردم جمع شدند، پیلاطس ایشان را گفت: «که را می‌خواهید برای شما آزاد کنم؟ برابا یا عیسی مشهور به مسیح را؟» bible_en_fa And he came and found them asleep again: for their eyes were heavy. زیرا که دانست او را از حسد تسلیم کرده بودند. bible_en_fa And he left them, and went away again, and prayed the third time, saying the same words. چون بر مسند نشسته بود، زنش نزد اوفرستاده، گفت: «با این مرد عادل تو را کاری نباشد، زیرا که امروز در خواب درباره او زحمت بسیار بردم.» bible_en_fa Then cometh he to his disciples, and saith unto them, Sleep on now, and take your rest: behold, the hour is at hand, and the Son of man is betrayed into the hands of sinners. اما روسای کهنه و مشایخ، قوم را بر این ترغیب نمودند که برابا را بخواهند و عیسی راهلاک سازند. bible_en_fa Rise, let us be going: behold, he is at hand that doth betray me. پس والی بدیشان متوجه شده، گفت: «کدام‌یک از این دو نفر را می‌خواهیدبجهت شما رها کنم؟ گفتند: «برابا را.» bible_en_fa And while he yet spake, lo, Judas, one of the twelve, came, and with him a great multitude with swords and staves, from the chief priests and elders of the people. پیلاطس بدیشان گفت: «پس با عیسی مشهور به مسیح چه کنم؟» جمیع گفتند: «مصلوب شود!» bible_en_fa Now he that betrayed him gave them a sign, saying, Whomsoever I shall kiss, that same is he: hold him fast. والی گفت: «چرا؟ چه بدی کرده است؟» ایشان بیشترفریاد زده، گفتند: «مصلوب شود!» bible_en_fa And forthwith he came to Jesus, and said, Hail, master; and kissed him. چون پیلاطس دید که ثمری ندارد بلکه آشوب زیاده می‌گردد، آب طلبیده، پیش مردم دست خود راشسته گفت: «من بری هستم از خون این شخص عادل. شما ببینید.» bible_en_fa And Jesus said unto him, Friend, wherefore art thou come? Then came they, and laid hands on Jesus, and took him. تمام قوم در جواب گفتند: «خون او بر ما و فرزندان ما باد!» bible_en_fa And, behold, one of them which were with Jesus stretched out his hand, and drew his sword, and struck a servant of the high priest's, and smote off his ear. آنگاه برابا رابرای ایشان آزاد کرد و عیسی را تازیانه زده، سپرد تا او را مصلوب کنند. bible_en_fa Then said Jesus unto him, Put up again thy sword into his place: for all they that take the sword shall perish with the sword. آنگاه سپاهیان والی، عیسی را به دیوانخانه برده، تمامی فوج را گرد وی فراهم آوردند. bible_en_fa Thinkest thou that I cannot now pray to my Father, and he shall presently give me more than twelve legions of angels? واو را عریان ساخته، لباس قرمزی بدو پوشانیدند، bible_en_fa But how then shall the scriptures be fulfilled, that thus it must be? و تاجی از خار بافته، بر سرش گذاردند و نی بدست راست او دادند و پیش وی زانو زده، استهزاکنان او را می‌گفتند: «سلام‌ای پادشاه یهود!» bible_en_fa In that same hour said Jesus to the multitudes, Are ye come out as against a thief with swords and staves for to take me? I sat daily with you teaching in the temple, and ye laid no hold on me. و آب دهان بر وی افکنده، نی را گرفته بر سرش می‌زدند. bible_en_fa But all this was done, that the scriptures of the prophets might be fulfilled. Then all the disciples forsook him, and fled. و بعد از آنکه او را استهزاکرده بودند، آن لباس را از وی کنده، جامه خودش را پوشانیدند و او را بجهت مصلوب نمودن بیرون بردند. bible_en_fa And they that had laid hold on Jesus led him away to Caiaphas the high priest, where the scribes and the elders were assembled. و چون بیرون می‌رفتند، شخصی قیروانی شمعون نام را یافته، او را بجهت بردن صلیب مجبور کردند. bible_en_fa But Peter followed him afar off unto the high priest's palace, and went in, and sat with the servants, to see the end. و چون به موضعی که به جلجتایعنی کاسه سر مسمی بود رسیدند، bible_en_fa Now the chief priests, and elders, and all the council, sought false witness against Jesus, to put him to death; سرکه ممزوج به مر بجهت نوشیدن بدو دادند. اما چون چشید، نخواست که بنوشد. bible_en_fa But found none: yea, though many false witnesses came, yet found they none. At the last came two false witnesses, پس او را مصلوب نموده، رخت او راتقسیم نمودند و بر آنها قرعه انداختند تا آنچه به زبان نبی گفته شده بود تمام شود که «رخت مرا درمیان خود تقسیم کردند و بر لباس من قرعه انداختند.» bible_en_fa And said, This fellow said, I am able to destroy the temple of God, and to build it in three days. و در آنجا به نگاهبانی او نشستند. bible_en_fa And the high priest arose, and said unto him, Answerest thou nothing? what is it which these witness against thee? و تقصیر نامه او را نوشته، بالای سرش آویختند که «این است عیسی، پادشاه یهود!» bible_en_fa But Jesus held his peace. And the high priest answered and said unto him, I adjure thee by the living God, that thou tell us whether thou be the Christ, the Son of God. آنگاه دو دزد یکی بر دست راست و دیگری برچپش با وی مصلوب شدند. bible_en_fa Jesus saith unto him, Thou hast said: nevertheless I say unto you, Hereafter shall ye see the Son of man sitting on the right hand of power, and coming in the clouds of heaven. و راهگذاران سرهای خود را جنبانیده، کفر گویان bible_en_fa Then the high priest rent his clothes, saying, He hath spoken blasphemy; what further need have we of witnesses? behold, now ye have heard his blasphemy. می‌گفتند: «ای کسی‌که هیکل را خراب می‌کنی و در سه روزآن را می‌سازی، خود را نجات ده. اگر پسر خداهستی، از صلیب فرود بیا!» bible_en_fa What think ye? They answered and said, He is guilty of death. همچنین نیزروسای کهنه با کاتبان و مشایخ استهزاکنان می‌گفتند: bible_en_fa Then did they spit in his face, and buffeted him; and others smote him with the palms of their hands, «دیگران را نجات داد، اما نمی تواندخود را برهاند. اگر پادشاه اسرائیل است، اکنون ازصلیب فرود آید تا بدو ایمان آوریم! bible_en_fa Saying, Prophesy unto us, thou Christ, Who is he that smote thee? بر خداتوکل نمود، اکنون او را نجات دهد، اگر بدورغبت دارد زیرا گفت پسر خدا هستم!» bible_en_fa Now Peter sat without in the palace: and a damsel came unto him, saying, Thou also wast with Jesus of Galilee. وهمچنین آن دو دزد نیز که با وی مصلوب بودند، او را دشنام می‌دادند. bible_en_fa But he denied before them all, saying, I know not what thou sayest. و از ساعت ششم تا ساعت نهم، تاریکی تمام زمین را فرو گرفت. bible_en_fa And when he was gone out into the porch, another maid saw him, and said unto them that were there, This fellow was also with Jesus of Nazareth. و نزدیک به ساعت نهم، عیسی به آواز بلند صدا زده گفت: «ایلی ایلی لما سبقتنی.» یعنی الهی الهی مرا چرا ترک کردی. bible_en_fa And again he denied with an oath, I do not know the man. اما بعضی از حاضرین چون این را شنیدند، گفتند که او الیاس را می‌خواند. bible_en_fa And after a while came unto him they that stood by, and said to Peter, Surely thou also art one of them; for thy speech bewrayeth thee. در ساعت یکی از آن میان دویده، اسفنجی را گرفت و آن را پر ازسرکه کرده، بر سر نی گذارد و نزد او داشت تابنوشد. bible_en_fa Then began he to curse and to swear, saying, I know not the man. And immediately the cock crew. و دیگران گفتند: «بگذار تا ببینیم که آیاالیاس می‌آید او را برهاند.» bible_en_fa And Peter remembered the word of Jesus, which said unto him, Before the cock crow, thou shalt deny me thrice. And he went out, and wept bitterly. عیسی باز به آوازبلند صیحه زده، روح را تسلیم نمود. bible_en_fa When the morning was come, all the chief priests and elders of the people took counsel against Jesus to put him to death: که ناگاه پرده هیکل از سر تا پا دو پاره شد و زمین متزلزل وسنگها شکافته گردید، bible_en_fa And when they had bound him, they led him away, and delivered him to Pontius Pilate the governor. و قبرها گشاده شد وبسیاری از بدنهای مقدسین که آرامیده بودندبرخاستند، bible_en_fa Then Judas, which had betrayed him, when he saw that he was condemned, repented himself, and brought again the thirty pieces of silver to the chief priests and elders, و بعد از برخاستن وی، از قبوربرآمده، به شهر مقدس رفتند و بر بسیاری ظاهرشدند. bible_en_fa Saying, I have sinned in that I have betrayed the innocent blood. And they said, What is that to us? see thou to that. اما یوزباشی و رفقایش که عیسی رانگاهبانی می‌کردند، چون زلزله و این وقایع رادیدند، بینهایت ترسان شده، گفتند: «فی الواقع این شخص پسر خدا بود.» bible_en_fa And he cast down the pieces of silver in the temple, and departed, and went and hanged himself. و در آنجا زنان بسیاری که از جلیل در عقب عیسی آمده بودند تا او راخدمت کنند، از دور نظاره می‌کردند، bible_en_fa And the chief priests took the silver pieces, and said, It is not lawful for to put them into the treasury, because it is the price of blood. که از آن جمله، مریم مجدلیه بود و مریم مادر یعقوب ویوشاء و مادر پسران زبدی. bible_en_fa And they took counsel, and bought with them the potter's field, to bury strangers in. اما چون وقت عصر رسید، شخصی دولتمند از اهل رامه، یوسف نام که او نیز ازشاگردان عیسی بود آمد، bible_en_fa Wherefore that field was called, The field of blood, unto this day. و نزد پیلاطس رفته، جسد عیسی را خواست. آنگاه پیلاطس فرمان داد که داده شود. bible_en_fa Then was fulfilled that which was spoken by Jeremy the prophet, saying, And they took the thirty pieces of silver, the price of him that was valued, whom they of the children of Israel did value; پس یوسف جسد را برداشته، آن را در کتان پاک پیچیده، bible_en_fa And gave them for the potter's field, as the Lord appointed me. او را در قبری نو که برای خود از سنگ تراشیده بود، گذارد و سنگی بزرگ بر سر آن غلطانیده، برفت. bible_en_fa And Jesus stood before the governor: and the governor asked him, saying, Art thou the King of the Jews? And Jesus said unto him, Thou sayest. و مریم مجدلیه و مریم دیگر در آنجا، در مقابل قبرنشسته بودند. bible_en_fa And when he was accused of the chief priests and elders, he answered nothing. و در فردای آن روز که بعد از روز تهیه بودروسای کهنه و فریسیان نزد پیلاطس جمع شده، bible_en_fa Then said Pilate unto him, Hearest thou not how many things they witness against thee? گفتند: «ای آقا ما را یاد است که آن گمراه‌کننده وقتی که زنده بود گفت: "بعد از سه روزبرمی خیزم." bible_en_fa And he answered him to never a word; insomuch that the governor marvelled greatly. پس بفرما قبر را تا سه روزنگاهبانی کنند مبادا شاگردانش در شب آمده، اورا بدزدند و به مردم گویند که از مردگان برخاسته است و گمراهی آخر، از اول بدتر شود.» bible_en_fa Now at that feast the governor was wont to release unto the people a prisoner, whom they would. پیلاطس بدیشان فرمود: «شما کشیکچیان دارید. بروید چنانکه دانید، محافظت کنید.»پس رفتند و سنگ را مختوم ساخته، قبر را باکشیکچیان محافظت نمودند. bible_en_fa And they had then a notable prisoner, called Barabbas. پس رفتند و سنگ را مختوم ساخته، قبر را باکشیکچیان محافظت نمودند. bible_en_fa Therefore when they were gathered together, Pilate said unto them, Whom will ye that I release unto you? Barabbas, or Jesus which is called Christ? و بعد از سبت، هنگام فجر، روز اول هفته، مریم مجدلیه و مریم دیگربجهت دیدن قبر‌آمدند. bible_en_fa For he knew that for envy they had delivered him. که ناگاه زلزله‌ای عظیم حادث شد از آنرو که فرشته خداوند از آسمان نزول کرده، آمد و سنگ را از در قبر غلطانیده، برآن بنشست. bible_en_fa When he was set down on the judgment seat, his wife sent unto him, saying, Have thou nothing to do with that just man: for I have suffered many things this day in a dream because of him. و صورت او مثل برق و لباسش چون برف سفید بود. bible_en_fa But the chief priests and elders persuaded the multitude that they should ask Barabbas, and destroy Jesus. و از ترس او کشیکچیان به لرزه درآمده، مثل مرده گردیدند. bible_en_fa The governor answered and said unto them, Whether of the twain will ye that I release unto you? They said, Barabbas. اما فرشته به زنان متوجه شده، گفت: شما ترسان مباشید! bible_en_fa Pilate saith unto them, What shall I do then with Jesus which is called Christ? They all say unto him, Let him be crucified. دراینجا نیست زیرا چنانکه گفته بود برخاسته است. بیایید جایی که خداوند خفته بود ملاحظه کنید، bible_en_fa And the governor said, Why, what evil hath he done? But they cried out the more, saying, Let him be crucified. و به زودی رفته شاگردانش را خبر دهید که ازمردگان برخاسته است. اینک پیش از شما به جلیل می‌رود. در آنجا او را خواهید دید. اینک شما را گفتم.» bible_en_fa When Pilate saw that he could prevail nothing, but that rather a tumult was made, he took water, and washed his hands before the multitude, saying, I am innocent of the blood of this just person: see ye to it. پس، از قبر با ترس و خوشی عظیم به زودی روانه شده، رفتند تا شاگردان او را اطلاع دهند. bible_en_fa Then answered all the people, and said, His blood be on us, and on our children. ودر هنگامی که بجهت اخبار شاگردان او می‌رفتند، ناگاه عیسی بدیشان برخورده، گفت: «سلام برشما باد!» پس پیش آمده، به قدمهای اوچسبیده، او را پرستش کردند. bible_en_fa Then released he Barabbas unto them: and when he had scourged Jesus, he delivered him to be crucified. آنگاه عیسی بدیشان گفت: «مترسید! رفته، برادرانم رابگویید که به جلیل بروند که در آنجا مرا خواهنددید.» bible_en_fa Then the soldiers of the governor took Jesus into the common hall, and gathered unto him the whole band of soldiers. و چون ایشان می‌رفتند، ناگاه بعضی ازکشیکچیان به شهر شده، روسای کهنه را از همه این وقایع مطلع ساختند. bible_en_fa And they stripped him, and put on him a scarlet robe. ایشان با مشایخ جمع شده، شورا نمودند و نقره بسیار به سپاهیان داده، bible_en_fa And when they had platted a crown of thorns, they put it upon his head, and a reed in his right hand: and they bowed the knee before him, and mocked him, saying, Hail, King of the Jews! گفتند: «بگویید که شبانگاه شاگردانش آمده، وقتی که ما در خواب بودیم او را دزدیدند. bible_en_fa And they spit upon him, and took the reed, and smote him on the head. وهرگاه این سخن گوش زد والی شود، همانا ما او رابرگردانیم و شما را مطمئن سازیم.» bible_en_fa And after that they had mocked him, they took the robe off from him, and put his own raiment on him, and led him away to crucify him. ایشان پول را گرفته، چنانکه تعلیم یافتند کردند و این سخن تاامروز در میان یهود منتشر است. bible_en_fa And as they came out, they found a man of Cyrene, Simon by name: him they compelled to bear his cross. اما یازده رسول به جلیل، بر کوهی که عیسی ایشان را نشان داده بود رفتند. bible_en_fa And when they were come unto a place called Golgotha, that is to say, a place of a skull, و چون او را دیدند، پرستش نمودند. لیکن بعضی شک کردند. bible_en_fa They gave him vinegar to drink mingled with gall: and when he had tasted thereof, he would not drink. پس عیسی پیش آمده، بدیشان خطاب کرده، گفت: «تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من داده شده است.پس رفته، همه امت‌ها را شاگرد سازید و ایشان رابه اسم اب و ابن و روح‌القدس تعمید دهید. bible_en_fa And they crucified him, and parted his garments, casting lots: that it might be fulfilled which was spoken by the prophet, They parted my garments among them, and upon my vesture did they cast lots. پس رفته، همه امت‌ها را شاگرد سازید و ایشان رابه اسم اب و ابن و روح‌القدس تعمید دهید. bible_en_fa And sitting down they watched him there; ابتدا انجیل عیسی مسیح پسر خدا. bible_en_fa And set up over his head his accusation written, THIS IS JESUS THE KING OF THE JEWS. چنانکه در اشعیا نبی مکتوب است، «اینک رسول خود را پیش روی تو می‌فرستم تاراه تو را پیش تو مهیا سازد. bible_en_fa Then were there two thieves crucified with him, one on the right hand, and another on the left. صدای ندا کننده‌ای در بیابان که راه خداوند را مهیا سازید و طرق او راراست نمایید.» bible_en_fa And they that passed by reviled him, wagging their heads, یحیی تعمید‌دهنده در بیابان ظاهر شد وبجهت آمرزش گناهان به تعمید توبه موعظه می‌نمود. bible_en_fa And saying, Thou that destroyest the temple, and buildest it in three days, save thyself. If thou be the Son of God, come down from the cross. و تمامی مرز و بوم یهودیه و جمیع سکنه اورشلیم نزد وی بیرون شدند و به گناهان خود معترف گردیده، در رود اردون از او تعمیدمی یافتند. bible_en_fa Likewise also the chief priests mocking him, with the scribes and elders, said, و یحیی را لباس از پشم شتر وکمربند چرمی بر کمر می‌بود و خوراک وی ازملخ و عسل بری. bible_en_fa He saved others; himself he cannot save. If he be the King of Israel, let him now come down from the cross, and we will believe him. و موعظه می‌کرد و می‌گفت که «بعد از من کسی تواناتر از من می‌آید که لایق آن نیستم که خم شده، دوال نعلین او را باز کنم. bible_en_fa He trusted in God; let him deliver him now, if he will have him: for he said, I am the Son of God. من شما را به آب تعمید دادم. لیکن او شما را به روح‌القدس تعمید خواهد داد.» bible_en_fa The thieves also, which were crucified with him, cast the same in his teeth. و واقع شد در آن ایام که عیسی از ناصره جلیل آمده در اردن از یحیی تعمید یافت. bible_en_fa Now from the sixth hour there was darkness over all the land unto the ninth hour. وچون از آب برآمد، در ساعت آسمان را شکافته دید و روح را که مانند کبوتری بروی نازل می‌شود. bible_en_fa And about the ninth hour Jesus cried with a loud voice, saying, Eli, Eli, lama sabachthani? that is to say, My God, my God, why hast thou forsaken me? و آوازی از آسمان در‌رسید که «توپسر حبیب من هستی که از تو خشنودم.» bible_en_fa Some of them that stood there, when they heard that, said, This man calleth for Elias. پس بی‌درنگ روح وی را به بیابان می‌برد. bible_en_fa And straightway one of them ran, and took a spunge, and filled it with vinegar, and put it on a reed, and gave him to drink. و مدت چهل روز در صحرا بود و شیطان او راتجربه می‌کرد و با وحوش بسر می‌برد و فرشتگان او را پرستاری می‌نمودند. bible_en_fa The rest said, Let be, let us see whether Elias will come to save him. و بعد از گرفتاری یحیی، عیسی به جلیل آمده، به بشارت ملکوت خدا موعظه کرده، bible_en_fa Jesus, when he had cried again with a loud voice, yielded up the ghost. می گفت: «وقت تمام شد و ملکوت خدانزدیک است. پس توبه کنید و به انجیل ایمان بیاورید.» bible_en_fa And, behold, the veil of the temple was rent in twain from the top to the bottom; and the earth did quake, and the rocks rent; و چون به کناره دریای جلیل می‌گشت، شمعون و برادرش اندریاس را دید که دامی دردریا می‌اندازند زیرا که صیاد بودند. bible_en_fa And the graves were opened; and many bodies of the saints which slept arose, عیسی ایشان را گفت: «از عقب من آیید که شما را صیادمردم گردانم.» bible_en_fa And came out of the graves after his resurrection, and went into the holy city, and appeared unto many. بی‌تامل دامهای خود را گذارده، از پی او روانه شدند. bible_en_fa Now when the centurion, and they that were with him, watching Jesus, saw the earthquake, and those things that were done, they feared greatly, saying, Truly this was the Son of God. و از آنجا قدری پیشتررفته، یعقوب بن زبدی و برادرش یوحنا را دید که در کشتی دامهای خود را اصلاح می‌کنند. bible_en_fa And many women were there beholding afar off, which followed Jesus from Galilee, ministering unto him: درحال ایشان را دعوت نمود. پس پدر خود زبدی را با مزدوران در کشتی گذارده، از عقب وی روانه شدند. bible_en_fa Among which was Mary Magdalene, and Mary the mother of James and Joses, and the mother of Zebedee's children. و چون وارد کفرناحوم شدند، بی‌تامل درروز سبت به کنیسه درآمده، به تعلیم دادن شروع کرد، bible_en_fa When the even was come, there came a rich man of Arimathaea, named Joseph, who also himself was Jesus' disciple: به قسمی که از تعلیم وی حیران شدند، زیرا که ایشان را مقتدرانه تعلیم می‌داد نه مانندکاتبان. bible_en_fa He went to Pilate, and begged the body of Jesus. Then Pilate commanded the body to be delivered. و در کنیسه ایشان شخصی بود که روح پلیدداشت. ناگاه صیحه زده، bible_en_fa And when Joseph had taken the body, he wrapped it in a clean linen cloth, گفت: «ای عیسی ناصری ما را با تو چه‌کار است؟ آیا برای هلاک کردن ما آمدی؟ تو را می‌شناسم کیستی، ای قدوس خدا!» bible_en_fa And laid it in his own new tomb, which he had hewn out in the rock: and he rolled a great stone to the door of the sepulchre, and departed. عیسی به وی نهیب داده، گفت: «خاموش شو و از او درآی!» bible_en_fa And there was Mary Magdalene, and the other Mary, sitting over against the sepulchre. در ساعت آن روح خبیث او را مصروع نمود و به آواز بلند صدازده، از او بیرون آمد. bible_en_fa Now the next day, that followed the day of the preparation, the chief priests and Pharisees came together unto Pilate, و همه متعجب شدند، بحدی که از همدیگر سوال کرده، گفتند: «این چیست و این چه تعلیم تازه است که ارواح پلید رانیز با قدرت امر می‌کند و اطاعتش می‌نمایند؟» bible_en_fa Saying, Sir, we remember that that deceiver said, while he was yet alive, After three days I will rise again. و اسم او فور در تمامی مرز و بوم جلیل شهرت یافت. bible_en_fa Command therefore that the sepulchre be made sure until the third day, lest his disciples come by night, and steal him away, and say unto the people, He is risen from the dead: so the last error shall be worse than the first. و از کنیسه بیرون آمده، فور با یعقوب ویوحنا به خانه شمعون و اندریاس درآمدند. bible_en_fa Pilate said unto them, Ye have a watch: go your way, make it as sure as ye can. ومادر‌زن شمعون تب کرده، خوابیده بود. درساعت وی را از حالت او خبر دادند. bible_en_fa So they went, and made the sepulchre sure, sealing the stone, and setting a watch. پس نزدیک شده، دست او را گرفته، برخیزانیدش که همان وقت تب از او زایل شد و به خدمت گذاری ایشان مشغول گشت. bible_en_fa In the end of the sabbath, as it began to dawn toward the first day of the week, came Mary Magdalene and the other Mary to see the sepulchre. شامگاه چون آفتاب به مغرب شد، جمیع مریضان و مجانین را پیش او آوردند. bible_en_fa And, behold, there was a great earthquake: for the angel of the Lord descended from heaven, and came and rolled back the stone from the door, and sat upon it. و تمام شهر بر در خانه ازدحام نمودند. bible_en_fa His countenance was like lightning, and his raiment white as snow: و بسا کسانی را که به انواع امراض مبتلا بودند، شفا داد ودیوهای بسیاری بیرون کرده، نگذارد که دیوهاحرف زنند زیرا که او را شناختند. bible_en_fa And for fear of him the keepers did shake, and became as dead men. بامدادان قبل از صبح برخاسته، بیرون رفت و به ویرانه‌ای رسیده، در آنجا به دعا مشغول شد. bible_en_fa And the angel answered and said unto the women, Fear not ye: for I know that ye seek Jesus, which was crucified. و شمعون و رفقایش در‌پی او شتافتند. bible_en_fa He is not here: for he is risen, as he said. Come, see the place where the Lord lay. چون او را دریافتند، گفتند: «همه تو رامی طلبند.» bible_en_fa And go quickly, and tell his disciples that he is risen from the dead; and, behold, he goeth before you into Galilee; there shall ye see him: lo, I have told you. بدیشان گفت: «به دهات مجاورهم برویم تا در آنها نیز موعظه کنم، زیرا که بجهت این کار بیرون آمدم.» bible_en_fa And they departed quickly from the sepulchre with fear and great joy; and did run to bring his disciples word. پس در تمام جلیل درکنایس ایشان وعظ می‌نمود و دیوها را اخراج می‌کرد. bible_en_fa And as they went to tell his disciples, behold, Jesus met them, saying, All hail. And they came and held him by the feet, and worshipped him. و ابرصی پیش وی آمده، استدعا کرد وزانو زده، بدو گفت: «اگر بخواهی، می‌توانی مراطاهر سازی!» bible_en_fa Then said Jesus unto them, Be not afraid: go tell my brethren that they go into Galilee, and there shall they see me. عیسی ترحم نموده، دست خودرا دراز کرد و او را لمس نموده، گفت: «می‌خواهم. طاهر شو!» bible_en_fa Now when they were going, behold, some of the watch came into the city, and shewed unto the chief priests all the things that were done. و چون سخن گفت، فی الفور برص از او زایل شده، پاک گشت. bible_en_fa And when they were assembled with the elders, and had taken counsel, they gave large money unto the soldiers, و اورا قدغن کرد و فور مرخص فرموده، bible_en_fa Saying, Say ye, His disciples came by night, and stole him away while we slept. گفت: «زنهار کسی را خبر مده، بلکه رفته خود را به کاهن بنما و آنچه موسی فرموده، بجهت تطهیر خودبگذران تا برای ایشان شهادتی بشود.»لیکن اوبیرون رفته، به موعظه نمودن و شهرت دادن این امر شروع کرد، بقسمی که بعد از آن او نتوانست آشکارا به شهر درآید بلکه در ویرانه های بیرون بسر می‌برد و مردم از همه اطراف نزد وی می‌آمدند. bible_en_fa And if this come to the governor's ears, we will persuade him, and secure you. لیکن اوبیرون رفته، به موعظه نمودن و شهرت دادن این امر شروع کرد، بقسمی که بعد از آن او نتوانست آشکارا به شهر درآید بلکه در ویرانه های بیرون بسر می‌برد و مردم از همه اطراف نزد وی می‌آمدند. bible_en_fa So they took the money, and did as they were taught: and this saying is commonly reported among the Jews until this day. و بعد از چندی، باز وارد کفرناحوم شده، چون شهرت یافت که در خانه است، bible_en_fa Then the eleven disciples went away into Galilee, into a mountain where Jesus had appointed them. بی درنگ جمعی ازدحام نمودند بقسمی که بیرون در نیز گنجایش نداشت و برای ایشان کلام را بیان می‌کرد. bible_en_fa And when they saw him, they worshipped him: but some doubted. که ناگاه بعضی نزد وی آمده مفلوجی را به‌دست چهار نفر برداشته، آوردند. bible_en_fa And Jesus came and spake unto them, saying, All power is given unto me in heaven and in earth. و چون به‌سبب جمعیت نتوانستند نزد او برسند، طاق جایی را که او بود باز کرده و شکافته، تختی را که مفلوج بر آن خوابیده بود، به زیر هشتند. bible_en_fa Go ye therefore, and teach all nations, baptizing them in the name of the Father, and of the Son, and of the Holy Ghost: عیسی چون ایمان ایشان را دید، مفلوج را گفت: «ای فرزند، گناهان تو آمرزیده شد.» bible_en_fa Teaching them to observe all things whatsoever I have commanded you: and, lo, I am with you alway, even unto the end of the world. Amen. لیکن بعضی از کاتبان که در آنجا نشسته بودند، در دل خود تفکر نمودند bible_en_fa The beginning of the gospel of Jesus Christ, the Son of God; که «چرا این شخص چنین کفر می‌گوید؟ غیر از خدای واحد، کیست که بتواند گناهان را بیامرزد؟» bible_en_fa As it is written in the prophets, Behold, I send my messenger before thy face, which shall prepare thy way before thee. در ساعت عیسی در روح خود ادراک نموده که با خود چنین فکر می‌کنند، بدیشان گفت: «از بهر‌چه این خیالات را به‌خاطر خود راه می‌دهید؟ bible_en_fa The voice of one crying in the wilderness, Prepare ye the way of the Lord, make his paths straight. کدام سهل تر است؟ مفلوج را گفتن گناهان تو آمرزیده شد؟ یا گفتن برخیز و بستر خود را برداشته بخرام؟ bible_en_fa John did baptize in the wilderness, and preach the baptism of repentance for the remission of sins. لیکن تا بدانید که پسر انسان رااستطاعت آمرزیدن گناهان بر روی زمین هست...» مفلوج را گفت: bible_en_fa And there went out unto him all the land of Judaea, and they of Jerusalem, and were all baptized of him in the river of Jordan, confessing their sins. «تو را می‌گویم برخیز و بستر خود را برداشته، به خانه خود برو!» bible_en_fa And John was clothed with camel's hair, and with a girdle of a skin about his loins; and he did eat locusts and wild honey; او برخاست و بی‌تامل بستر خود را برداشته، پیش روی همه روانه شد بطوری که همه حیران شده، خدا را تمجید نموده، گفتند: «مثل این امرهرگز ندیده بودیم!» bible_en_fa And preached, saying, There cometh one mightier than I after me, the latchet of whose shoes I am not worthy to stoop down and unloose. و باز به کناره دریا رفت و تمام آن گروه نزداو آمدند و ایشان را تعلیم می‌داد. bible_en_fa I indeed have baptized you with water: but he shall baptize you with the Holy Ghost. و هنگامی که می‌رفت لاوی ابن حلفی را بر باجگاه نشسته دید. بدو گفت: «از عقب من بیا!» پس برخاسته، درعقب وی شتافت. bible_en_fa And it came to pass in those days, that Jesus came from Nazareth of Galilee, and was baptized of John in Jordan. و وقتی که او در خانه وی نشسته بود، بسیاری از باجگیران و گناهکاران باعیسی و شاگردانش نشستند زیرا بسیار بودند وپیروی او می‌کردند. bible_en_fa And straightway coming up out of the water, he saw the heavens opened, and the Spirit like a dove descending upon him: و چون کاتبان و فریسیان او را دیدند که با باجگیران و گناهکاران می‌خورد، به شاگردان او گفتند: «چرا با باجگیران وگناهکاران اکل و شرب می‌نماید؟» bible_en_fa And there came a voice from heaven, saying, Thou art my beloved Son, in whom I am well pleased. عیسی چون این را شنید، بدیشان گفت: «تندرستان احتیاج به طبیب ندارند بلکه مریضان. و من نیامدم تا عادلان را بلکه تا گناهکاران را به توبه دعوت کنم.» bible_en_fa And immediately the Spirit driveth him into the wilderness. و شاگردان یحیی و فریسیان روزه می‌داشتند. پس آمده، بدو گفتند: «چون است که شاگردان یحیی و فریسیان روزه می‌دارند وشاگردان تو روزه نمی دارند؟» bible_en_fa And he was there in the wilderness forty days, tempted of Satan; and was with the wild beasts; and the angels ministered unto him. عیسی بدیشان گفت: «آیا ممکن است پسران خانه عروسی مادامی که داماد با ایشان است روزه بدارند؟ زمانی که داماد را با خود دارند، نمی توانند روزه‌دارند. bible_en_fa Now after that John was put in prison, Jesus came into Galilee, preaching the gospel of the kingdom of God, لیکن ایامی می‌آید که داماد از ایشان گرفته شود. در آن ایام روزه خواهند داشت. bible_en_fa And saying, The time is fulfilled, and the kingdom of God is at hand: repent ye, and believe the gospel. وهیچ‌کس بر جامه کهنه، پاره‌ای از پارچه نو وصله نمی کند، والا آن وصله نو از آن کهنه جدامی گردد و دریدگی بدتر می‌شود. bible_en_fa Now as he walked by the sea of Galilee, he saw Simon and Andrew his brother casting a net into the sea: for they were fishers. و کسی شراب نو را در مشکهای کهنه نمی ریزد وگرنه آن شراب نو مشکها را بدرد و شراب ریخته، مشکهاتلف می‌گردد. بلکه شراب نو را در مشکهای نوباید ریخت.» bible_en_fa And Jesus said unto them, Come ye after me, and I will make you to become fishers of men. و چنان افتاد که روز سبتی از میان مزرعه‌ها می‌گذشت و شاگردانش هنگامی که می‌رفتند، به چیدن خوشه‌ها شروع کردند. bible_en_fa And straightway they forsook their nets, and followed him. فریسیان بدو گفتند: «اینک چرا در روزسبت مرتکب عملی می‌باشند که روا نیست؟» bible_en_fa And when he had gone a little further thence, he saw James the son of Zebedee, and John his brother, who also were in the ship mending their nets. او بدیشان گفت: «مگر هرگز نخوانده ایدکه داود چه کرد چون او و رفقایش محتاج وگرسنه بودند؟ bible_en_fa And straightway he called them: and they left their father Zebedee in the ship with the hired servants, and went after him. چگونه در ایام ابیتار رئیس کهنه به خانه خدا درآمده، نان تقدمه راخورد که خوردن آن جز به کاهنان روا نیست و به رفقای خود نیز داد؟» bible_en_fa And they went into Capernaum; and straightway on the sabbath day he entered into the synagogue, and taught. و بدیشان گفت: «سبت بجهت انسان مقرر شد نه انسان برای سبت.بنابراین پسر انسان مالک سبت نیزهست.» bible_en_fa And they were astonished at his doctrine: for he taught them as one that had authority, and not as the scribes. بنابراین پسر انسان مالک سبت نیزهست.» bible_en_fa And there was in their synagogue a man with an unclean spirit; and he cried out, و باز به کنیسه درآمده، در آنجا مرد دست خشکی بود. bible_en_fa Saying, Let us alone; what have we to do with thee, thou Jesus of Nazareth? art thou come to destroy us? I know thee who thou art, the Holy One of God. و مراقب وی بودند که شاید او را در سبت شفا دهد تا مدعی او گردند. bible_en_fa And Jesus rebuked him, saying, Hold thy peace, and come out of him. پس بدان مرد دست خشک گفت: «در میان بایست!» bible_en_fa And when the unclean spirit had torn him, and cried with a loud voice, he came out of him. و بدیشان گفت: «آیا در روز سبت کدام جایز است؟ نیکویی‌کردن یا بدی؟ جان رانجات دادن یا هلاک کردن؟» ایشان خاموش ماندند. bible_en_fa And they were all amazed, insomuch that they questioned among themselves, saying, What thing is this? what new doctrine is this? for with authority commandeth he even the unclean spirits, and they do obey him. پس چشمان خود را بر ایشان باغضب گردانیده، زیرا که از سنگدلی ایشان محزون بود، به آن مرد گفت: «دست خود رادراز کن!» پس دراز کرده، دستش صحیح گشت. bible_en_fa And immediately his fame spread abroad throughout all the region round about Galilee. در ساعت فریسیان بیرون رفته، با هیرودیان درباره او شورا نمودند که چطور او را هلاک کنند. bible_en_fa And forthwith, when they were come out of the synagogue, they entered into the house of Simon and Andrew, with James and John. و عیسی با شاگردانش به سوی دریا آمد وگروهی بسیار از جلیل به عقب او روانه شدند، bible_en_fa But Simon's wife's mother lay sick of a fever, and anon they tell him of her. واز یهودیه و از اورشلیم و ادومیه و آن طرف اردن و از حوالی صور و صیدون نیز جمعی کثیر، چون اعمال او را شنیدند، نزد وی آمدند. bible_en_fa And he came and took her by the hand, and lifted her up; and immediately the fever left her, and she ministered unto them. و به شاگردان خود فرمود تا زورقی به‌سبب جمعیت، بجهت او نگاه دارند تا بر وی ازدحام ننمایند، bible_en_fa And at even, when the sun did set, they brought unto him all that were diseased, and them that were possessed with devils. زیرا که بسیاری را صحت می‌داد، بقسمی که هر‌که صاحب دردی بود بر او هجوم می‌آورد تااو را لمس نماید. bible_en_fa And all the city was gathered together at the door. و ارواح پلید چون او رادیدند، پیش او به روی در‌افتادند و فریادکنان می‌گفتند که «تو پسر خدا هستی.» bible_en_fa And he healed many that were sick of divers diseases, and cast out many devils; and suffered not the devils to speak, because they knew him. و ایشان را به تاکید بسیار فرمود که او را شهرت ندهند. bible_en_fa And in the morning, rising up a great while before day, he went out, and departed into a solitary place, and there prayed. پس بر فراز کوهی برآمده، هر‌که راخواست به نزد خود طلبید و ایشان نزد او آمدند. bible_en_fa And Simon and they that were with him followed after him. و دوازده نفر را مقرر فرمود تا همراه او باشند وتا ایشان را بجهت وعظ نمودن بفرستد، bible_en_fa And when they had found him, they said unto him, All men seek for thee. وایشان را قدرت باشد که مریضان را شفا دهند ودیوها را بیرون کنند. bible_en_fa And he said unto them, Let us go into the next towns, that I may preach there also: for therefore came I forth. و شمعون را پطرس نام نهاد. bible_en_fa And he preached in their synagogues throughout all Galilee, and cast out devils. و یعقوب پسر زبدی و یوحنا برادریعقوب؛ این هر دو را بوانرجس یعنی پسران رعد نام گذارد. bible_en_fa And there came a leper to him, beseeching him, and kneeling down to him, and saying unto him, If thou wilt, thou canst make me clean. و اندریاس و فیلپس و برتولما و متی و توما و یعقوب بن حلفی و تدی وشمعون قانوی، bible_en_fa And Jesus, moved with compassion, put forth his hand, and touched him, and saith unto him, I will; be thou clean. و یهودای اسخریوطی که او راتسلیم کرد. bible_en_fa And as soon as he had spoken, immediately the leprosy departed from him, and he was cleansed. و چون به خانه درآمدند، باز جمعی فراهم آمدند بطوری که ایشان فرصت نان خوردن هم نکردند. bible_en_fa And he straitly charged him, and forthwith sent him away; و خویشان او چون شنیدند، بیرون آمدند تا او را بردارند زیرا گفتند بی‌خود شده است. bible_en_fa And saith unto him, See thou say nothing to any man: but go thy way, shew thyself to the priest, and offer for thy cleansing those things which Moses commanded, for a testimony unto them. و کاتبانی که از اورشلیم آمده بودند، گفتند که بعلزبول دارد و به یاری رئیس دیوها، دیوها را اخراج می‌کند. bible_en_fa But he went out, and began to publish it much, and to blaze abroad the matter, insomuch that Jesus could no more openly enter into the city, but was without in desert places: and they came to him from every quarter. پس ایشان را پیش طلبیده، مثلها زده، بدیشان گفت: «چطور می‌تواندشیطان، شیطان را بیرون کند؟ bible_en_fa And again he entered into Capernaum, after some days; and it was noised that he was in the house. و اگر مملکتی برخلاف خود منقسم شود، آن مملکت نتواندپایدار بماند. bible_en_fa And straightway many were gathered together, insomuch that there was no room to receive them, no, not so much as about the door: and he preached the word unto them. و هرگاه خانه‌ای به ضد خویش منقسم شد، آن خانه نمی تواند استقامت داشته باشد. bible_en_fa And they come unto him, bringing one sick of the palsy, which was borne of four. و اگر شیطان با نفس خود مقاومت نمایدو منقسم شود، او نمی تواند قائم ماند بلکه هلاک می‌گردد. bible_en_fa And when they could not come nigh unto him for the press, they uncovered the roof where he was: and when they had broken it up, they let down the bed wherein the sick of the palsy lay. و هیچ‌کس نمی تواند به خانه مردزورآور درآمده، اسباب او را غارت نماید، جزآنکه اول آن زورآور را ببندد و بعد از آن خانه اورا تاراج می‌کند. bible_en_fa When Jesus saw their faith, he said unto the sick of the palsy, Son, thy sins be forgiven thee. هرآینه به شما می‌گویم که همه گناهان از بنی آدم آمرزیده می‌شود و هر قسم کفر که گفته باشند، bible_en_fa But there were certain of the scribes sitting there, and reasoning in their hearts, لیکن هر‌که به روح‌القدس کفر گوید، تا به ابد آمرزیده نشود بلکه مستحق عذاب جاودانی بود.» bible_en_fa Why doth this man thus speak blasphemies? who can forgive sins but God only? زیرا که می‌گفتند روحی پلید دارد. bible_en_fa And immediately when Jesus perceived in his spirit that they so reasoned within themselves, he said unto them, Why reason ye these things in your hearts? پس برادران و مادر او آمدند و بیرون ایستاده، فرستادند تا او را طلب کنند. bible_en_fa Whether is it easier to say to the sick of the palsy, Thy sins be forgiven thee; or to say, Arise, and take up thy bed, and walk? آنگاه جماعت گرد او نشسته بودند و به وی گفتند: «اینک مادرت و برادرانت بیرون تو را می‌طلبند.» bible_en_fa But that ye may know that the Son of man hath power on earth to forgive sins, (he saith to the sick of the palsy,) در جواب ایشان گفت: «کیست مادر من وبرادرانم کیانند؟» bible_en_fa I say unto thee, Arise, and take up thy bed, and go thy way into thine house. پس بر آنانی که گرد وی نشسته بودند، نظر افکنده، گفت: «اینانند مادر وبرادرانم،زیرا هر‌که اراده خدا را به‌جا آردهمان برادر و خواهر و مادر من باشد.» bible_en_fa And immediately he arose, took up the bed, and went forth before them all; insomuch that they were all amazed, and glorified God, saying, We never saw it on this fashion. زیرا هر‌که اراده خدا را به‌جا آردهمان برادر و خواهر و مادر من باشد.» bible_en_fa And he went forth again by the sea side; and all the multitude resorted unto him, and he taught them. و باز به کناره دریا به تعلیم دادن شروع کردو جمعی کثیر نزد او جمع شدند بطوری که به کشتی سوار شده، بر دریا قرار گرفت و تمامی آن جماعت بر ساحل دریا حاضر بودند. bible_en_fa And as he passed by, he saw Levi the son of Alphaeus sitting at the receipt of custom, and said unto him, Follow me. And he arose and followed him. پس ایشان را به مثلها چیزهای بسیار می‌آموخت و درتعلیم خود بدیشان گفت: bible_en_fa And it came to pass, that, as Jesus sat at meat in his house, many publicans and sinners sat also together with Jesus and his disciples: for there were many, and they followed him. «گوش گیرید! اینک برزگری بجهت تخم پاشی بیرون رفت. bible_en_fa And when the scribes and Pharisees saw him eat with publicans and sinners, they said unto his disciples, How is it that he eateth and drinketh with publicans and sinners? و چون تخم می‌پاشید، قدری بر راه ریخته شده، مرغان هوا آمده آنها را برچیدند. bible_en_fa When Jesus heard it, he saith unto them, They that are whole have no need of the physician, but they that are sick: I came not to call the righteous, but sinners to repentance. و پاره‌ای بر سنگلاخ پاشیده شد، در جایی که خاک بسیار نبود. پس چون که زمین عمق نداشت به زودی رویید، bible_en_fa And the disciples of John and of the Pharisees used to fast: and they come and say unto him, Why do the disciples of John and of the Pharisees fast, but thy disciples fast not? وچون آفتاب برآمد، سوخته شد و از آنرو که ریشه نداشت خشکید. bible_en_fa And Jesus said unto them, Can the children of the bridechamber fast, while the bridegroom is with them? as long as they have the bridegroom with them, they cannot fast. و قدری در میان خارها ریخته شد و خارها نمو کرده، آن را خفه نمود که ثمری نیاورد. bible_en_fa But the days will come, when the bridegroom shall be taken away from them, and then shall they fast in those days. و مابقی در زمین نیکو افتاد و حاصل پیدا نمود که رویید و نمو کرد و بارآورد، بعضی سی وبعضی شصت و بعضی صد.» bible_en_fa No man also seweth a piece of new cloth on an old garment: else the new piece that filled it up taketh away from the old, and the rent is made worse. پس گفت: «هر‌که گوش شنوا دارد، بشنود!» bible_en_fa And no man putteth new wine into old bottles: else the new wine doth burst the bottles, and the wine is spilled, and the bottles will be marred: but new wine must be put into new bottles. و چون به خلوت شد، رفقای او با آن دوازده شرح این مثل را از او پرسیدند. bible_en_fa And it came to pass, that he went through the corn fields on the sabbath day; and his disciples began, as they went, to pluck the ears of corn. به ایشان گفت: «به شما دانستن سر ملکوت خدا عطاشده، اما به آنانی که بیرونند، همه‌چیز به مثلهامی شود، bible_en_fa And the Pharisees said unto him, Behold, why do they on the sabbath day that which is not lawful? تا نگران شده بنگرند و نبینند و شنواشده بشنوند و نفهمند، مبادا بازگشت کرده گناهان ایشان آمرزیده شود.» bible_en_fa And he said unto them, Have ye never read what David did, when he had need, and was an hungred, he, and they that were with him? و بدیشان گفت: «آیا این مثل رانفهمیده‌اید؟ پس چگونه سایر مثلها را خواهیدفهمید؟ bible_en_fa How he went into the house of God in the days of Abiathar the high priest, and did eat the shewbread, which is not lawful to eat but for the priests, and gave also to them which were with him? برزگر کلام را می‌کارد. bible_en_fa And he said unto them, The sabbath was made for man, and not man for the sabbath: و اینانند به کناره راه، جایی که کلام کاشته می‌شود؛ و چون شنیدند فور شیطان آمده کلام کاشته شده درقلوب ایشان را می‌رباید. bible_en_fa Therefore the Son of man is Lord also of the sabbath. و ایض کاشته شده درسنگلاخ، کسانی می‌باشند که چون کلام رابشنوند، در حال آن را به خوشی قبول کنند، bible_en_fa And he entered again into the synagogue; and there was a man there which had a withered hand. ولکن ریشه‌ای در خود ندارند بلکه فانی می‌باشند؛ و چون صدمه‌ای یا زحمتی به‌سبب کلام روی دهد در ساعت لغزش می‌خورند. bible_en_fa And they watched him, whether he would heal him on the sabbath day; that they might accuse him. و کاشته شده در خارها آنانی می‌باشند که چون کلام راشنوند، bible_en_fa And he saith unto the man which had the withered hand, Stand forth. اندیشه های دنیوی و غرور دولت وهوس چیزهای دیگر داخل شده، کلام را خفه می‌کند و بی‌ثمر می‌گردد. bible_en_fa And he saith unto them, Is it lawful to do good on the sabbath days, or to do evil? to save life, or to kill? But they held their peace. و کاشته شده درزمین نیکو آنانند که چون کلام را شنوند آن رامی پذیرند و ثمر می‌آورند، بعضی سی و بعضی شصت و بعضی صد.» bible_en_fa And when he had looked round about on them with anger, being grieved for the hardness of their hearts, he saith unto the man, Stretch forth thine hand. And he stretched it out: and his hand was restored whole as the other. پس بدیشان گفت: «آیا چراغ را می‌آورند تازیر پیمانه‌ای یا تختی و نه بر چراغدان گذارند؟ bible_en_fa And the Pharisees went forth, and straightway took counsel with the Herodians against him, how they might destroy him. زیرا که چیزی پنهان نیست که آشکارا نگردد وهیچ‌چیز مخفی نشود، مگر تا به ظهور آید. bible_en_fa But Jesus withdrew himself with his disciples to the sea: and a great multitude from Galilee followed him, and from Judaea, هرکه گوش شنوا دارد بشنود.» bible_en_fa And from Jerusalem, and from Idumaea, and from beyond Jordan; and they about Tyre and Sidon, a great multitude, when they had heard what great things he did, came unto him. و بدیشان گفت: «باحذر باشید که چه می‌شنوید، زیرا به هر میزانی که وزن کنید به شما پیموده شود، بلکه از برای شماکه می‌شنوید افزون خواهد گشت. bible_en_fa And he spake to his disciples, that a small ship should wait on him because of the multitude, lest they should throng him. زیرا هر‌که دارد بدو داده شود و از هر‌که ندارد آنچه نیز داردگرفته خواهد شد.» bible_en_fa For he had healed many; insomuch that they pressed upon him for to touch him, as many as had plagues. و گفت: «همچنین ملکوت خدا مانند کسی است که تخم بر زمین بیفشاند، bible_en_fa And unclean spirits, when they saw him, fell down before him, and cried, saying, Thou art the Son of God. و شب و روزبخوابد و برخیزد و تخم بروید و نمو کند. چگونه؟ او نداند. bible_en_fa And he straitly charged them that they should not make him known. زیرا که زمین به ذات خودثمر می‌آورد، اول علف، بعد خوشه، پس از آن دانه کامل در خوشه. bible_en_fa And he goeth up into a mountain, and calleth unto him whom he would: and they came unto him. و چون ثمر رسید، فور داس را بکار می‌برد زیرا که وقت حصاد رسیده است.» bible_en_fa And he ordained twelve, that they should be with him, and that he might send them forth to preach, و گفت: «به چه چیز ملکوت خدا را تشبیه کنیم و برای آن چه مثل بزنیم؟ bible_en_fa And to have power to heal sicknesses, and to cast out devils: مثل دانه خردلی است که وقتی که آن را بر زمین کارند، کوچکترین تخمهای زمینی باشد. bible_en_fa And Simon he surnamed Peter; لیکن چون کاشته شد، می‌روید و بزرگتر از جمیع بقول می‌گردد و شاخه های بزرگ می‌آورد، چنانکه مرغان هوا زیر سایه‌اش می‌توانند آشیانه گیرند.» bible_en_fa And James the son of Zebedee, and John the brother of James; and he surnamed them Boanerges, which is, The sons of thunder: و به مثلهای بسیار مانند اینهابقدری که استطاعت شنیدن داشتند، کلام رابدیشان بیان می‌فرمود، bible_en_fa And Andrew, and Philip, and Bartholomew, and Matthew, and Thomas, and James the son of Alphaeus, and Thaddaeus, and Simon the Canaanite, و بدون مثل بدیشان سخن نگفت. لیکن در خلوت، تمام معانی را برای شاگردان خود شرح می‌نمود. bible_en_fa And Judas Iscariot, which also betrayed him: and they went into an house. و در همان روز وقت شام، بدیشان گفت: «به کناره دیگر عبور کنیم.» bible_en_fa And the multitude cometh together again, so that they could not so much as eat bread. پس چون آن گروه رارخصت دادند، او را همانطوری که در کشتی بودبرداشتند و چند زورق دیگر نیز همراه او بود. bible_en_fa And when his friends heard of it, they went out to lay hold on him: for they said, He is beside himself. که ناگاه طوفانی عظیم از باد پدید آمد وامواج بر کشتی می‌خورد بقسمی که برمی گشت. bible_en_fa And the scribes which came down from Jerusalem said, He hath Beelzebub, and by the prince of the devils casteth he out devils. و او در موخر کشتی بر بالشی خفته بود. پس اورا بیدار کرده گفتند: «ای استاد، آیا تو را باکی نیست که هلاک شویم؟» bible_en_fa And he called them unto him, and said unto them in parables, How can Satan cast out Satan? در ساعت اوبرخاسته، باد را نهیب داد و به دریا گفت: «ساکن شو و خاموش باش!» که باد ساکن شده، آرامی کامل پدید آمد. bible_en_fa And if a kingdom be divided against itself, that kingdom cannot stand. و ایشان را گفت: «از بهر‌چه چنین ترسانید و چون است که ایمان ندارید؟»پس بی‌نهایت ترسان شده، به یکدیگر گفتند: «این کیست که باد و دریا هم او را اطاعت می‌کنند؟» bible_en_fa And if a house be divided against itself, that house cannot stand. پس بی‌نهایت ترسان شده، به یکدیگر گفتند: «این کیست که باد و دریا هم او را اطاعت می‌کنند؟» bible_en_fa And if Satan rise up against himself, and be divided, he cannot stand, but hath an end. پس به آن کناره دریا تا به‌سرزمین جدریان آمدند. bible_en_fa No man can enter into a strong man's house, and spoil his goods, except he will first bind the strong man; and then he will spoil his house. و چون از کشتی بیرون آمد، فی الفور شخصی که روحی پلید داشت از قبوربیرون شده، بدو برخورد. bible_en_fa Verily I say unto you, All sins shall be forgiven unto the sons of men, and blasphemies wherewith soever they shall blaspheme: که در قبور ساکن می‌بود و هیچ‌کس به زنجیرها هم نمی توانست اورا بند نماید، bible_en_fa But he that shall blaspheme against the Holy Ghost hath never forgiveness, but is in danger of eternal damnation: زیرا که بارها او را به کنده‌ها وزنجیرها بسته بودند و زنجیرها را گسیخته وکنده‌ها را شکسته بود و احدی نمی توانست او رارام نماید، bible_en_fa Because they said, He hath an unclean spirit. و پیوسته شب وروز در کوهها وقبرها فریا می‌زد و خود را به سنگها مجروح می‌ساخت. bible_en_fa There came then his brethren and his mother, and, standing without, sent unto him, calling him. چون عیسی را از دور دید، دوان دوان آمده، او را سجده کرد، bible_en_fa And the multitude sat about him, and they said unto him, Behold, thy mother and thy brethren without seek for thee. و به آواز بلندصیحه زده، گفت: «ای عیسی، پسر خدای تعالی، مرا با تو چه‌کار است؟ تو را به خدا قسم می‌دهم که مرا معذب نسازی.» bible_en_fa And he answered them, saying, Who is my mother, or my brethren? زیرا بدو گفته بود: «ای روح پلید از این شخص بیرون بیا!» bible_en_fa And he looked round about on them which sat about him, and said, Behold my mother and my brethren! پس از اوپرسید: «اسم تو چیست؟» «به وی گفت: «نام من لجئون است زیرا که بسیاریم.» bible_en_fa For whosoever shall do the will of God, the same is my brother, and my sister, and mother. پس بدوالتماس بسیار نمود که ایشان را از آن سرزمین بیرون نکند. bible_en_fa And he began again to teach by the sea side: and there was gathered unto him a great multitude, so that he entered into a ship, and sat in the sea; and the whole multitude was by the sea on the land. و در حوالی آن کوهها، گله گرازبسیاری می‌چرید. bible_en_fa And he taught them many things by parables, and said unto them in his doctrine, و همه دیوها از وی خواهش نموده، گفتند: «ما را به گرازها بفرست تادر آنها داخل شویم.» bible_en_fa Hearken; Behold, there went out a sower to sow: فور عیسی ایشان رااجازت داد. پس آن ارواح خبیث بیرون شده، به گرازان داخل گشتند و آن گله از بلندی به دریاجست و قریب بدو هزار بودند که در آب خفه شدند. bible_en_fa And it came to pass, as he sowed, some fell by the way side, and the fowls of the air came and devoured it up. و خوک با نان فرار کرده، در شهر ومزرعه‌ها خبر می‌دادند و مردم بجهت دیدن آن ماجرا بیرون شتافتند. bible_en_fa And some fell on stony ground, where it had not much earth; and immediately it sprang up, because it had no depth of earth: و چون نزد عیسی رسیده، آن دیوانه را که لجئون داشته بود دیدند که نشسته و لباس پوشیده و عاقل گشته است، بترسیدند. bible_en_fa But when the sun was up, it was scorched; and because it had no root, it withered away. و آنانی که دیده بودند، سرگذشت دیوانه و گرازان را بدیشان بازگفتند. bible_en_fa And some fell among thorns, and the thorns grew up, and choked it, and it yielded no fruit. پس شروع به التماس نمودند که از حدود ایشان روانه شود. bible_en_fa And other fell on good ground, and did yield fruit that sprang up and increased; and brought forth, some thirty, and some sixty, and some an hundred. و چون به کشتی سوار شد، آنکه دیوانه بود ازوی استدعا نمود که با وی باشد. bible_en_fa And he said unto them, He that hath ears to hear, let him hear. اما عیسی وی را اجازت نداد بلکه بدو گفت: «به خانه نزدخویشان خود برو و ایشان را خبر ده از آنچه خداوند با تو کرده است و چگونه به تو رحم نموده است.» bible_en_fa And when he was alone, they that were about him with the twelve asked of him the parable. پس روانه شده، در دیکاپولس به آنچه عیسی با وی کرده، موعظه کردن آغاز نمودکه همه مردم متعجب شدند. bible_en_fa And he said unto them, Unto you it is given to know the mystery of the kingdom of God: but unto them that are without, all these things are done in parables: و چون عیسی باز به آنطرف، در کشتی عبور نمود، مردم بسیار بر وی جمع گشتند و برکناره دریا بود. bible_en_fa That seeing they may see, and not perceive; and hearing they may hear, and not understand; lest at any time they should be converted, and their sins should be forgiven them. که ناگاه یکی از روسای کنیسه، یایرس نام آمد و چون او را بدید بر پایهایش افتاده، bible_en_fa And he said unto them, Know ye not this parable? and how then will ye know all parables? بدو التماس بسیار نموده، گفت: «نفس دخترک من به آخر رسیده. بیا و بر او دست گذار تاشفا یافته، زیست کند.» bible_en_fa The sower soweth the word. پس با او روانه شده، خلق بسیاری نیز از پی او افتاده، بر وی ازدحام می‌نمودند. bible_en_fa And these are they by the way side, where the word is sown; but when they have heard, Satan cometh immediately, and taketh away the word that was sown in their hearts. آنگاه زنی که مدت دوازده سال به استحاضه مبتلا می‌بود، bible_en_fa And these are they likewise which are sown on stony ground; who, when they have heard the word, immediately receive it with gladness; و زحمت بسیار ازاطبای متعدد دیده و آنچه داشت صرف نموده، فایده‌ای نیافت بلکه بدتر می‌شد، bible_en_fa And have no root in themselves, and so endure but for a time: afterward, when affliction or persecution ariseth for the word's sake, immediately they are offended. چون خبرعیسی را بشنید، میان آن گروه از عقب وی آمده ردای او را لمس نمود، bible_en_fa And these are they which are sown among thorns; such as hear the word, زیرا گفته بود: «اگرلباس وی را هم لمس کنم، هرآینه شفا یابم.» bible_en_fa And the cares of this world, and the deceitfulness of riches, and the lusts of other things entering in, choke the word, and it becometh unfruitful. در ساعت چشمه خون او خشک شده، در تن خود فهمید که از آن بلا صحت یافته است. bible_en_fa And these are they which are sown on good ground; such as hear the word, and receive it, and bring forth fruit, some thirtyfold, some sixty, and some an hundred. فی الفور عیسی از خود دانست که قوتی از اوصادر گشته. پس در آن جماعت روی برگردانیده، گفت: «کیست که لباس مرا لمس نمود؟» bible_en_fa And he said unto them, Is a candle brought to be put under a bushel, or under a bed? and not to be set on a candlestick? شاگردانش بدو گفتند: «می‌بینی که مردم بر توازدحام می‌نمایند! و می‌گویی کیست که مرا لمس نمود؟ !» bible_en_fa For there is nothing hid, which shall not be manifested; neither was any thing kept secret, but that it should come abroad. پس به اطراف خود می‌نگریست تا آن زن را که این کار کرده، ببیند. bible_en_fa If any man have ears to hear, let him hear. آن زن چون دانست که به وی چه واقع شده، ترسان و لرزان آمد و نزد او به روی در‌افتاده، حقیقت امر رابالتمام به وی باز‌گفت. bible_en_fa And he said unto them, Take heed what ye hear: with what measure ye mete, it shall be measured to you: and unto you that hear shall more be given. او وی را گفت: «ای دختر، ایمانت تو را شفا داده است. به سلامتی بروو از بلای خویش رستگار باش.» bible_en_fa For he that hath, to him shall be given: and he that hath not, from him shall be taken even that which he hath. او هنوز سخن می‌گفت که بعضی از خانه رئیس کنیسه آمده، گفتند: «دخترت فوت شده؛ دیگر برای چه استاد را زحمت می‌دهی؟» bible_en_fa And he said, So is the kingdom of God, as if a man should cast seed into the ground; عیسی چون سخنی را که گفته بودند شنید، درساعت به رئیس کنیسه گفت: «مترس ایمان آور وبس!» bible_en_fa And should sleep, and rise night and day, and the seed should spring and grow up, he knoweth not how. و جز پطرس و یعقوب و یوحنا برادریعقوب، هیچ‌کس را اجازت نداد که از عقب اوبیایند. bible_en_fa For the earth bringeth forth fruit of herself; first the blade, then the ear, after that the full corn in the ear. پس چون به خانه رئیس کنیسه رسیدند، جمعی شوریده دید که گریه و نوحه بسیار می‌نمودند. bible_en_fa But when the fruit is brought forth, immediately he putteth in the sickle, because the harvest is come. پس داخل شده، بدیشان گفت: «چرا غوغا و گریه می‌کنید؟ دختر نمرده بلکه در خواب است.» bible_en_fa And he said, Whereunto shall we liken the kingdom of God? or with what comparison shall we compare it? ایشان بر وی سخریه کردند لیکن او همه را بیرون کرده، پدر و مادردختر را با رفیقان خویش برداشته، به‌جایی که دختر خوابیده بود، داخل شد. bible_en_fa It is like a grain of mustard seed, which, when it is sown in the earth, is less than all the seeds that be in the earth: پس دست دختر را گرفته، به وی گفت: «طلیتا قومی.» که معنی آن این است: «ای دختر، تو را می‌گویم برخیز.» bible_en_fa But when it is sown, it groweth up, and becometh greater than all herbs, and shooteth out great branches; so that the fowls of the air may lodge under the shadow of it. در ساعت دختر برخاسته، خرامید زیرا که دوازده ساله بود. ایشان بینهایت متعجب شدند.پس ایشان را به تاکید بسیار فرمود: «کسی از این امر مطلع نشود.» و گفت تا خوراکی بدو دهند. bible_en_fa And with many such parables spake he the word unto them, as they were able to hear it. پس ایشان را به تاکید بسیار فرمود: «کسی از این امر مطلع نشود.» و گفت تا خوراکی بدو دهند. bible_en_fa But without a parable spake he not unto them: and when they were alone, he expounded all things to his disciples. پس از آنجا روانه شده، به وطن خویش آمد و شاگردانش از عقب او آمدند. bible_en_fa And the same day, when the even was come, he saith unto them, Let us pass over unto the other side. چون روز سبت رسید، در کنیسه تعلیم دادن آغاز نمودو بسیاری چون شنیدند، حیران شده گفتند: «ازکجا بدین شخص این چیزها رسیده و این چه حکمت است که به او عطا شده است که چنین معجزات از دست او صادر می‌گردد؟ bible_en_fa And when they had sent away the multitude, they took him even as he was in the ship. And there were also with him other little ships. مگر این نیست نجار پسر مریم و برادر یعقوب و یوشا ویهودا و شمعون؟ و خواهران او اینجا نزد مانمی باشند؟» و از او لغزش خوردند. bible_en_fa And there arose a great storm of wind, and the waves beat into the ship, so that it was now full. عیسی ایشان را گفت: «نبی بی‌حرمت نباشد جز در وطن خود و میان خویشان و در خانه خود. bible_en_fa And he was in the hinder part of the ship, asleep on a pillow: and they awake him, and say unto him, Master, carest thou not that we perish? و در آنجاهیچ معجزه‌ای نتوانست نمود جز اینکه دستهای خود را بر چند مریض نهاده، ایشان را شفا داد. bible_en_fa And he arose, and rebuked the wind, and said unto the sea, Peace, be still. And the wind ceased, and there was a great calm. واز بی‌ایمانی‌ایشان متعجب شده، در دهات آن حوالی گشته، تعلیم همی داد. bible_en_fa And he said unto them, Why are ye so fearful? how is it that ye have no faith? پس آن دوازده را پیش خوانده، شروع کرد به فرستادن ایشان جفت جفت و ایشان را بر ارواح پلید قدرت داد، bible_en_fa And they feared exceedingly, and said one to another, What manner of man is this, that even the wind and the sea obey him? و ایشان را قدغن فرمود که «جزعصا فقط، هیچ‌چیز برندارید، نه توشه‌دان و نه پول در کمربند خود، bible_en_fa And they came over unto the other side of the sea, into the country of the Gadarenes. بلکه موزه‌ای در پا کنید ودو قبا در بر نکنید.» bible_en_fa And when he was come out of the ship, immediately there met him out of the tombs a man with an unclean spirit, و بدیشان گفت: «در هر جاداخل خانه‌ای شوید، در آن بمانید تا از آنجا کوچ کنید. bible_en_fa Who had his dwelling among the tombs; and no man could bind him, no, not with chains: و هرجا که شما را قبول نکنند و به سخن شما گوش نگیرند، از آن مکان بیرون رفته، خاک پایهای خود را بیفشانید تا بر آنها شهادتی گردد. هرآینه به شما می‌گویم حالت سدوم و غموره درروز جزا از آن شهر سهل تر خواهد بود.» bible_en_fa Because that he had been often bound with fetters and chains, and the chains had been plucked asunder by him, and the fetters broken in pieces: neither could any man tame him. پس روانه شده، موعظه کردند که توبه کنند، bible_en_fa And always, night and day, he was in the mountains, and in the tombs, crying, and cutting himself with stones. وبسیار دیوها را بیرون کردند و مریضان کثیر راروغن مالیده، شفا دادند. bible_en_fa But when he saw Jesus afar off, he ran and worshipped him, و هیرودیس پادشاه شنید زیرا که اسم اوشهرت یافته بود و گفت که «یحیی تعمید‌دهنده از مردگان برخاسته است و از این جهت معجزات از او به ظهور می‌آید. bible_en_fa And cried with a loud voice, and said, What have I to do with thee, Jesus, thou Son of the most high God? I adjure thee by God, that thou torment me not. اما بعضی گفتند که الیاس است و بعضی گفتند که نبی‌ای است یا چون یکی از انبیا. bible_en_fa For he said unto him, Come out of the man, thou unclean spirit. اما هیرودیس چون شنید گفت: «این همان یحیی است که من سرش را از تن جدا کردم که از مردگان برخاسته است.» bible_en_fa And he asked him, What is thy name? And he answered, saying, My name is Legion: for we are many. زیرا که هیرودیس فرستاده، یحیی را گرفتار نموده، او رادر زندان بست بخاطر هیرودیا، زن برادر او فیلپس که او را در نکاح خویش آورده بود. bible_en_fa And he besought him much that he would not send them away out of the country. از آن جهت که یحیی به هیرودیس گفته بود: «نگاه داشتن زن برادرت بر تو روا نیست.» bible_en_fa Now there was there nigh unto the mountains a great herd of swine feeding. پس هیرودیا از او کینه داشته، می‌خواست اور ا به قتل رساند اما نمی توانست، bible_en_fa And all the devils besought him, saying, Send us into the swine, that we may enter into them. زیرا که هیرودیس از یحیی می‌ترسید چونکه او را مرد عادل و مقدس می‌دانست و رعایتش می‌نمود و هرگاه از اومی شنید بسیار به عمل می‌آورد و به خوشی سخن او را اصغا می‌نمود. bible_en_fa And forthwith Jesus gave them leave. And the unclean spirits went out, and entered into the swine: and the herd ran violently down a steep place into the sea, (they were about two thousand;) and were choked in the sea. اما چون هنگام فرصت رسید که هیرودیس در روز میلاد خودامرای خود و سرتیبان و روسای جلیل را ضیافت نمود؛ bible_en_fa And they that fed the swine fled, and told it in the city, and in the country. And they went out to see what it was that was done. و دختر هیرودیا به مجلس درآمده، رقص کرد و هیرودیس و اهل مجلس را شادنمود. پادشاه بدان دختر گفت: «آنچه خواهی ازمن بطلب تا به تو دهم.» bible_en_fa And they come to Jesus, and see him that was possessed with the devil, and had the legion, sitting, and clothed, and in his right mind: and they were afraid. و از برای او قسم خوردکه آنچه از من خواهی حتی نصف ملک مراهرآینه به تو عطا کنم.» bible_en_fa And they that saw it told them how it befell to him that was possessed with the devil, and also concerning the swine. او بیرون رفته، به مادرخود گفت: «چه بطلبم؟» گفت: «سر یحیی تعمیددهنده را.» bible_en_fa And they began to pray him to depart out of their coasts. در ساعت به حضور پادشاه درآمده، خواهش نموده، گفت: «می‌خواهم که الان سر یحیی تعمید‌دهنده را در طبقی به من عنایت فرمایی.» bible_en_fa And when he was come into the ship, he that had been possessed with the devil prayed him that he might be with him. پادشاه به شدت محزون گشت، لیکن بجهت پاس قسم و خاطر اهل مجلس نخواست او را محروم نماید. bible_en_fa Howbeit Jesus suffered him not, but saith unto him, Go home to thy friends, and tell them how great things the Lord hath done for thee, and hath had compassion on thee. بی‌درنگ پادشاه جلادی فرستاده، فرمود تا سرش رابیاورد. bible_en_fa And he departed, and began to publish in Decapolis how great things Jesus had done for him: and all men did marvel. و او به زندان رفته سر او را از تن جداساخته و بر طبقی آورده، بدان دختر داد و دخترآن را به مادر خود سپرد. bible_en_fa And when Jesus was passed over again by ship unto the other side, much people gathered unto him: and he was nigh unto the sea. چون شاگردانش شنیدند، آمدند و بدن او را برداشته، دفن کردند. bible_en_fa And, behold, there cometh one of the rulers of the synagogue, Jairus by name; and when he saw him, he fell at his feet, و رسولان نزد عیسی جمع شده، از آنچه کرده و تعلیم داده بودند او را خبر دادند. bible_en_fa And besought him greatly, saying, My little daughter lieth at the point of death: I pray thee, come and lay thy hands on her, that she may be healed; and she shall live. بدیشان گفت شما به خلوت، به‌جای ویران بیایید و اندکی استراحت نمایید زیرا آمد و رفت چنان بود که فرصت نان خوردن نیز نکردند. bible_en_fa And Jesus went with him; and much people followed him, and thronged him. پس به تنهایی در کشتی به موضعی ویران رفتند. bible_en_fa And a certain woman, which had an issue of blood twelve years, و مردم ایشان را روانه دیده، بسیاری اورا شناختند و از جمیع شهرها بر خشکی بدان سوشتافتند و از ایشان سبقت جسته، نزد وی جمع شدند. bible_en_fa And had suffered many things of many physicians, and had spent all that she had, and was nothing bettered, but rather grew worse, عیسی بیرون آمده، گروهی بسیار دیده، بر ایشان ترحم فرمود زیرا که چون گوسفندان بی‌شبان بودند و بسیار به ایشان تعلیم دادن گرفت. bible_en_fa When she had heard of Jesus, came in the press behind, and touched his garment. و چون بیشتری از روز سپری گشت، شاگردانش نزد وی آمده، گفتند: «این مکان ویرانه است و وقت منقضی شده. bible_en_fa For she said, If I may touch but his clothes, I shall be whole. اینها را رخصت ده تا به اراضی و دهات این نواحی رفته، نان بجهت خود بخرند که هیچ خوراکی ندارند.» bible_en_fa And straightway the fountain of her blood was dried up; and she felt in her body that she was healed of that plague. درجواب ایشان گفت: «شما ایشان را غذا دهید!» وی را گفتند: «مگر رفته، دویست دینار نان بخریم تا اینها را طعام دهیم!» bible_en_fa And Jesus, immediately knowing in himself that virtue had gone out of him, turned him about in the press, and said, Who touched my clothes? بدیشان گفت: «چند نان دارید؟ رفته، تحقیق کنید.» پس دریافت کرده، گفتند: «پنج نان و دو ماهی.» bible_en_fa And his disciples said unto him, Thou seest the multitude thronging thee, and sayest thou, Who touched me? آنگاه ایشان رافرمود که «همه را دسته دسته بر سبزه بنشانید.» bible_en_fa And he looked round about to see her that had done this thing. پس صف صف، صد صد و پنجاه پنجاه نشستند. bible_en_fa But the woman fearing and trembling, knowing what was done in her, came and fell down before him, and told him all the truth. و آن پنج نان و دو ماهی را گرفته، به سوی آسمان نگریسته، برکت داد و نان را پاره نموده، به شاگردان خود بسپرد تا پیش آنهابگذارند و آن دو ماهی را بر همه آنها تقسیم نمود. bible_en_fa And he said unto her, Daughter, thy faith hath made thee whole; go in peace, and be whole of thy plague. پس جمیع خورده، سیر شدند. bible_en_fa While he yet spake, there came from the ruler of the synagogue's house certain which said, Thy daughter is dead: why troublest thou the Master any further? و ازخرده های نان و ماهی، دوازده سبد پر کرده، برداشتند. bible_en_fa As soon as Jesus heard the word that was spoken, he saith unto the ruler of the synagogue, Be not afraid, only believe. و خورندگان نان، قریب به پنج هزارمرد بودند. bible_en_fa And he suffered no man to follow him, save Peter, and James, and John the brother of James. فی الفور شاگردان خود را الحاح فرمود که به کشتی سوار شده، پیش از او به بیت صیدا عبورکنند تا خود آن جماعت را مرخص فرماید. bible_en_fa And he cometh to the house of the ruler of the synagogue, and seeth the tumult, and them that wept and wailed greatly. وچون ایشان را مرخص نمود، بجهت عبادت به فراز کوهی برآمد. bible_en_fa And when he was come in, he saith unto them, Why make ye this ado, and weep? the damsel is not dead, but sleepeth. و چون شام شد، کشتی درمیان دریا رسید و او تنها بر خشکی بود. bible_en_fa And they laughed him to scorn. But when he had put them all out, he taketh the father and the mother of the damsel, and them that were with him, and entereth in where the damsel was lying. وایشان را در راندن کشتی خسته دید زیرا که بادمخالف بر ایشان می‌وزید. پس نزدیک پاس چهارم از شب بر دریا خرامان شده، به نزد ایشان آمد و خواست از ایشان بگذرد. bible_en_fa And he took the damsel by the hand, and said unto her, Talitha cumi; which is, being interpreted, Damsel, I say unto thee, arise. اما چون او رابر دریا خرامان دیدند، تصور نمودند که این خیالی است. پس فریاد برآوردند، bible_en_fa And straightway the damsel arose, and walked; for she was of the age of twelve years. And they were astonished with a great astonishment. زیرا که همه او را دیده، مضطرب شدند. پس بی‌درنگ بدیشان خطاب کرده، گفت: «خاطر جمع دارید! من هستم، ترسان مباشید!» bible_en_fa And he charged them straitly that no man should know it; and commanded that something should be given her to eat. و تا نزد ایشان به کشتی سوار شد، باد ساکن گردید چنانکه بینهایت درخود متحیر و متعجب شدند، bible_en_fa And he went out from thence, and came into his own country; and his disciples follow him. زیرا که معجزه نان را درک نکرده بودند زیرا دل ایشان سخت بود. bible_en_fa And when the sabbath day was come, he began to teach in the synagogue: and many hearing him were astonished, saying, From whence hath this man these things? and what wisdom is this which is given unto him, that even such mighty works are wrought by his hands? پس از دریا گذشته، به‌سرزمین جنیسارت آمده، لنگر انداختند. bible_en_fa Is not this the carpenter, the son of Mary, the brother of James, and Joses, and of Juda, and Simon? and are not his sisters here with us? And they were offended at him. و چون از کشتی بیرون شدند، مردم در حال او را شناختند، bible_en_fa But Jesus said unto them, A prophet is not without honour, but in his own country, and among his own kin, and in his own house. و در همه آن نواحی بشتاب می‌گشتند و بیماران را بر تختهانهاده، هر جا که می‌شنیدند که او در آنجا است، می‌آوردند.و هر جایی که به دهات یا شهرها یا اراضی می‌رفت، مریضان را بر راهها می‌گذاردندو از او خواهش می‌نمودند که محض دامن ردای او را لمس کنند و هر‌که آن را لمس می‌کرد شفامی یافت. bible_en_fa And he could there do no mighty work, save that he laid his hands upon a few sick folk, and healed them. و هر جایی که به دهات یا شهرها یا اراضی می‌رفت، مریضان را بر راهها می‌گذاردندو از او خواهش می‌نمودند که محض دامن ردای او را لمس کنند و هر‌که آن را لمس می‌کرد شفامی یافت. bible_en_fa And he marvelled because of their unbelief. And he went round about the villages, teaching. و فریسیان و بعضی کاتبان از اورشلیم آمده، نزد او جمع شدند. bible_en_fa And he called unto him the twelve, and began to send them forth by two and two; and gave them power over unclean spirits; چون بعضی ازشاگردان او را دیدند که با دستهای ناپاک یعنی ناشسته نان می‌خورند، ملامت نمودند، bible_en_fa And commanded them that they should take nothing for their journey, save a staff only; no scrip, no bread, no money in their purse: زیرا که فریسیان و همه یهود تمسک به تقلید مشایخ نموده، تا دستها را بدقت نشویند غذا نمی خورند، bible_en_fa But be shod with sandals; and not put on two coats. و چون از بازارها آیند تا نشویند چیزی نمی خورند و بسیار رسوم دیگر هست که نگاه می‌دارند چون شستن پیاله‌ها و آفتابه‌ها و ظروف مس و کرسیها. bible_en_fa And he said unto them, In what place soever ye enter into an house, there abide till ye depart from that place. پس فریسیان و کاتبان از اوپرسیدند: «چون است که شاگردان تو به تقلیدمشایخ سلوک نمی نمایند بلکه به‌دستهای ناپاک نان می‌خورند؟» bible_en_fa And whosoever shall not receive you, nor hear you, when ye depart thence, shake off the dust under your feet for a testimony against them. Verily I say unto you, It shall be more tolerable for Sodom and Gomorrha in the day of judgment, than for that city. در جواب ایشان گفت: «نیکو اخبار نموداشعیا درباره شما‌ای ریاکاران، چنانکه مکتوب است: این قوم به لبهای خود مرا حرمت می‌دارندلیکن دلشان از من دور است. bible_en_fa And they went out, and preached that men should repent. پس مرا عبث عبادت می‌نمایند زیرا که رسوم انسانی را به‌جای فرایض تعلیم می‌دهند، bible_en_fa And they cast out many devils, and anointed with oil many that were sick, and healed them. زیرا حکم خدا را ترک کرده، تقلید انسان را نگاه می‌دارند، چون شستن آفتابه‌ها و پیاله‌ها و چنین رسوم دیگر بسیار بعمل می‌آورید.» bible_en_fa And king Herod heard of him; (for his name was spread abroad:) and he said, That John the Baptist was risen from the dead, and therefore mighty works do shew forth themselves in him. پس بدیشان گفت که «حکم خدا رانیکو باطل ساخته‌اید تا تقلید خود را محکم بدارید. bible_en_fa Others said, That it is Elias. And others said, That it is a prophet, or as one of the prophets. از اینجهت که موسی گفت پدر و مادرخود را حرمت دار و هر‌که پدر یا مادر را دشنام دهد، البته هلاک گردد. bible_en_fa But when Herod heard thereof, he said, It is John, whom I beheaded: he is risen from the dead. لیکن شما می‌گویید که هرگاه شخصی به پدر یا مادر خود گوید: "آنچه ازمن نفع یابی قربان یعنی هدیه برای خداست " bible_en_fa For Herod himself had sent forth and laid hold upon John, and bound him in prison for Herodias' sake, his brother Philip's wife: for he had married her. وبعد از این او را اجازت نمی دهید که پدر یا مادرخود را هیچ خدمت کند. bible_en_fa For John had said unto Herod, It is not lawful for thee to have thy brother's wife. پس کلام خدا را به تقلیدی که خود جاری ساخته‌اید، باطل می‌سازید و کارهای مثل این بسیار به‌جامی آورید.» bible_en_fa Therefore Herodias had a quarrel against him, and would have killed him; but she could not: پس آن جماعت را پیش خوانده، بدیشان گفت: «همه شما به من گوش دهید و فهم کنید. bible_en_fa For Herod feared John, knowing that he was a just man and an holy, and observed him; and when he heard him, he did many things, and heard him gladly. هیچ‌چیز نیست که از بیرون آدم داخل او گشته، بتواند او را نجس سازد بلکه آنچه از درونش صادر شود آن است که آدم را ناپاک می‌سازد. bible_en_fa And when a convenient day was come, that Herod on his birthday made a supper to his lords, high captains, and chief estates of Galilee; هر‌که گوش شنوا دارد بشنود.» bible_en_fa And when the daughter of the said Herodias came in, and danced, and pleased Herod and them that sat with him, the king said unto the damsel, Ask of me whatsoever thou wilt, and I will give it thee. و چون از نزد جماعت به خانه در‌آمد، شاگردانش معنی مثل را از او پرسیدند. bible_en_fa And he sware unto her, Whatsoever thou shalt ask of me, I will give it thee, unto the half of my kingdom. بدیشان گفت: «مگر شما نیز همچنین بی‌فهم هستید ونمی دانید که آنچه از بیرون داخل آدم می‌شود، نمی تواند او را ناپاک سازد، bible_en_fa And she went forth, and said unto her mother, What shall I ask? And she said, The head of John the Baptist. زیرا که داخل دلش نمی شود بلکه به شکم می‌رود و خارج می‌شود به مزبله‌ای که این همه خوراک را پاک می‌کند.» bible_en_fa And she came in straightway with haste unto the king, and asked, saying, I will that thou give me by and by in a charger the head of John the Baptist. وگفت: «آنچه از آدم بیرون آید، آن است که انسان را ناپاک می‌سازد، bible_en_fa And the king was exceeding sorry; yet for his oath's sake, and for their sakes which sat with him, he would not reject her. زیرا که از درون دل انسان صادر می‌شود، خیالات بد و زنا و فسق و قتل ودزدی bible_en_fa And immediately the king sent an executioner, and commanded his head to be brought: and he went and beheaded him in the prison, و طمع و خباثت و مکر و شهوت‌پرستی و چشم بد و کفر و غرور و جهالت. bible_en_fa And brought his head in a charger, and gave it to the damsel: and the damsel gave it to her mother. تمامی این چیزهای بد از درون صادر می‌گردد و آدم را ناپاک می‌گرداند.» bible_en_fa And when his disciples heard of it, they came and took up his corpse, and laid it in a tomb. پس از آنجا برخاسته به حوالی صور وصیدون رفته، به خانه درآمد و خواست که هیچ‌کس مطلع نشود، لیکن نتوانست مخفی بماند، bible_en_fa And the apostles gathered themselves together unto Jesus, and told him all things, both what they had done, and what they had taught. از آنرو که زنی که دخترک وی روح پلیدداشت، چون خبر او را بشنید، فور آمده برپایهای او افتاد. bible_en_fa And he said unto them, Come ye yourselves apart into a desert place, and rest a while: for there were many coming and going, and they had no leisure so much as to eat. و او زن یونانی از اهل فینیقیه صوریه بود. پس از وی استدعا نمود که دیو را ازدخترش بیرون کند. bible_en_fa And they departed into a desert place by ship privately. عیسی وی را گفت: «بگذار اول فرزندان سیر شوند زیرا نان فرزندان راگرفتن و پیش سگان انداختن نیکو نیست.» bible_en_fa And the people saw them departing, and many knew him, and ran afoot thither out of all cities, and outwent them, and came together unto him. آن زن در جواب وی گفت: «بلی خداوندا، زیرا سگان نیز پس خرده های فرزندان را از زیر سفره می‌خورند.» bible_en_fa And Jesus, when he came out, saw much people, and was moved with compassion toward them, because they were as sheep not having a shepherd: and he began to teach them many things. وی را گفت؛ «بجهت این سخن برو که دیو از دخترت بیرون شد.» bible_en_fa And when the day was now far spent, his disciples came unto him, and said, This is a desert place, and now the time is far passed: پس چون به خانه خود رفت، دیو را بیرون شده و دختر را بربستر خوابیده یافت. bible_en_fa Send them away, that they may go into the country round about, and into the villages, and buy themselves bread: for they have nothing to eat. و باز از نواحی صور روانه شده، از راه صیدون در میان حدود دیکاپولس به دریای جلیل آمد. bible_en_fa He answered and said unto them, Give ye them to eat. And they say unto him, Shall we go and buy two hundred pennyworth of bread, and give them to eat? آنگاه کری را که لکنت زبان داشت نزد وی آورده، التماس کردند که دست بر او گذارد. bible_en_fa He saith unto them, How many loaves have ye? go and see. And when they knew, they say, Five, and two fishes. پس او را از میان جماعت به خلوت برده، انگشتان خود را در گوشهای او گذاشت و آب دهان انداخته، زبانش را لمس نمود؛ bible_en_fa And he commanded them to make all sit down by companies upon the green grass. و به سوی آسمان نگریسته، آهی کشید و بدو گفت: «افتح!» یعنی باز شو bible_en_fa And they sat down in ranks, by hundreds, and by fifties. در ساعت گوشهای او گشاده وعقده زبانش حل شده، به درستی تکلم نمود. bible_en_fa And when he had taken the five loaves and the two fishes, he looked up to heaven, and blessed, and brake the loaves, and gave them to his disciples to set before them; and the two fishes divided he among them all. پس ایشان را قدغن فرمود که هیچ‌کس را خبرندهند؛ لیکن چندان‌که بیشتر ایشان را قدغن نمود، زیادتر او را شهرت دادند.و بینهایت متحیر گشته می‌گفتند: «همه کارها را نیکوکرده است؛ کران را شنوا و گنگان را گویامی گرداند!» bible_en_fa And they did all eat, and were filled. و بینهایت متحیر گشته می‌گفتند: «همه کارها را نیکوکرده است؛ کران را شنوا و گنگان را گویامی گرداند!» bible_en_fa And they took up twelve baskets full of the fragments, and of the fishes. و در آن ایام باز جمعیت، بسیار شده و خوراکی نداشتند. عیسی شاگردان خود راپیش طلبیده، به ایشان گفت: bible_en_fa And they that did eat of the loaves were about five thousand men. «بر این گروه دلم بسوخت زیرا الان سه روز است که با من می‌باشندو هیچ خوراک ندارند. bible_en_fa And straightway he constrained his disciples to get into the ship, and to go to the other side before unto Bethsaida, while he sent away the people. و هرگاه ایشان را گرسنه به خانه های خود برگردانم، هرآینه در راه ضعف کنند، زیرا که بعضی از ایشان از راه دور آمده‌اند.» bible_en_fa And when he had sent them away, he departed into a mountain to pray. شاگردانش وی را جواب دادند: «از کجا کسی می‌تواند اینها را در این صحرا از نان سیر گرداند؟» bible_en_fa And when even was come, the ship was in the midst of the sea, and he alone on the land. از ایشان پرسید: «چند نان دارید؟» گفتند: «هفت.» bible_en_fa And he saw them toiling in rowing; for the wind was contrary unto them: and about the fourth watch of the night he cometh unto them, walking upon the sea, and would have passed by them. پس جماعت را فرمود تا بر زمین بنشینند؛ و آن هفت نان را گرفته، شکر نمود و پاره کرده، به شاگردان خود داد تا پیش مردم گذارند. پس نزد آن گروه نهادند. bible_en_fa But when they saw him walking upon the sea, they supposed it had been a spirit, and cried out: و چند ماهی کوچک نیز داشتند. آنها را نیز برکت داده، فرمود تا پیش ایشان نهند. bible_en_fa For they all saw him, and were troubled. And immediately he talked with them, and saith unto them, Be of good cheer: it is I; be not afraid. پس خورده، سیر شدند و هفت زنبیل پر از پاره های باقی‌مانده برداشتند. bible_en_fa And he went up unto them into the ship; and the wind ceased: and they were sore amazed in themselves beyond measure, and wondered. و عددخورندگان قریب به چهار هزار بود. پس ایشان رامرخص فرمود. bible_en_fa For they considered not the miracle of the loaves: for their heart was hardened. و بی‌درنگ با شاگردان به کشتی سوار شده، به نواحی دلمانوته آمد. bible_en_fa And when they had passed over, they came into the land of Gennesaret, and drew to the shore. و فریسیان بیرون آمده، با وی به مباحثه شروع کردند. و از راه امتحان آیتی آسمانی از او خواستند. bible_en_fa And when they were come out of the ship, straightway they knew him, او از دل آهی کشیده، گفت: «از برای چه این فرقه آیتی می‌خواهند؟ هرآینه به شما می‌گویم آیتی بدین فرقه عطا نخواهد شد.» bible_en_fa And ran through that whole region round about, and began to carry about in beds those that were sick, where they heard he was. پس ایشان را گذارد و باز به کشتی سوارشده، به کناره دیگر عبور نمود. bible_en_fa And whithersoever he entered, into villages, or cities, or country, they laid the sick in the streets, and besought him that they might touch if it were but the border of his garment: and as many as touched him were made whole. و فراموش کردند که نان بردارند و با خود در کشتی جز یک نان نداشتند. bible_en_fa Then came together unto him the Pharisees, and certain of the scribes, which came from Jerusalem. آنگاه ایشان را قدغن فرمود که «باخبر باشید و از خمیر مایه فریسیان و خمیرمایه هیرودیس احتیاط کنید!» bible_en_fa And when they saw some of his disciples eat bread with defiled, that is to say, with unwashen, hands, they found fault. ایشان با خوداندیشیده، گفتند: «از آن است که نان نداریم.» bible_en_fa For the Pharisees, and all the Jews, except they wash their hands oft, eat not, holding the tradition of the elders. عیسی فهم کرده، بدیشان گفت: «چرا فکرمی کنید از آنجهت که نان ندارید؟ آیا هنوزنفهمیده و درک نکرده‌اید و تا حال دل شما سخت است؟ bible_en_fa And when they come from the market, except they wash, they eat not. And many other things there be, which they have received to hold, as the washing of cups, and pots, brasen vessels, and of tables. آیا چشم داشته نمی بینید و گوش داشته نمی شنوید و به یاد ندارید؟ bible_en_fa Then the Pharisees and scribes asked him, Why walk not thy disciples according to the tradition of the elders, but eat bread with unwashen hands? وقتی که پنج نان را برای پنج هزار نفر پاره کردم، چند سبدپر از پاره‌ها برداشتید؟» بدو گفتند: «دوازده.» bible_en_fa He answered and said unto them, Well hath Esaias prophesied of you hypocrites, as it is written, This people honoureth me with their lips, but their heart is far from me. «و وقتی که هفت نان را بجهت چهار هزار کس؛ پس زنبیل پر از ریزه‌ها برداشتید؟» گفتندش: «هفت.» bible_en_fa Howbeit in vain do they worship me, teaching for doctines the commandments of men. پس بدیشان گفت: «چرا نمی فهمید؟» bible_en_fa For laying aside the commandment of God, ye hold the tradition of men, as the washing of pots and cups: and many other such like things ye do. چون به بیت صیدا آمد، شخصی کور را نزد او آوردند و التماس نمودند که او را لمس نماید. bible_en_fa And he said unto them, Full well ye reject the commandment of God, that ye may keep your own tradition. پس دست آن کور را گرفته، او را از قریه بیرون برد و آب دهان بر چشمان او افکنده، و دست بر اوگذارده از او پرسید که «چیزی می‌بینی؟» bible_en_fa For Moses said, Honour thy father and thy mother; and, Whoso curseth father or mother, let him die the death: اوبالا نگریسته، گفت: «مردمان را خرامان، چون درختها می‌بینم.» bible_en_fa But ye say, If a man shall say to his father or mother, It is Corban, that is to say, a gift, by whatsoever thou mightest be profited by me; he shall be free. پس بار دیگر دستهای خودرا بر چشمان او گذارده، او را فرمود تا بالانگریست و صحیح گشته، همه‌چیز را به خوبی دید. bible_en_fa And ye suffer him no more to do ought for his father or his mother; پس او را به خانه‌اش فرستاده، گفت: «داخل ده مشو و هیچ‌کس را در آن جا خبر مده.» bible_en_fa Making the word of God of none effect through your tradition, which ye have delivered: and many such like things do ye. و عیسی با شاگردان خود به دهات قیصریه فیلپس رفت. و در راه از شاگردانش پرسیده، گفت که «مردم مرا که می‌دانند؟» bible_en_fa And when he had called all the people unto him, he said unto them, Hearken unto me every one of you, and understand: ایشان جواب دادند که «یحیی تعمید‌دهنده و بعضی الیاس وبعضی یکی از انبیا.» bible_en_fa There is nothing from without a man, that entering into him can defile him: but the things which come out of him, those are they that defile the man. او از ایشان پرسید: «شمامرا که می‌دانید؟» پطرس در جواب او گفت: «تومسیح هستی.» bible_en_fa If any man have ears to hear, let him hear. پس ایشان را فرمود که «هیچ‌کس را از او خبر ندهند.» bible_en_fa And when he was entered into the house from the people, his disciples asked him concerning the parable. آنگاه ایشان را تعلیم دادن آغاز کرد که «لازم است پسر انسان بسیار زحمت کشد و ازمشایخ و روسای کهنه و کاتبان رد شود و کشته شده، بعد از سه روز برخیزد.» bible_en_fa And he saith unto them, Are ye so without understanding also? Do ye not perceive, that whatsoever thing from without entereth into the man, it cannot defile him; و چون این کلام را علانیه فرمود، پطرس او را گرفته، به منع کردن شروع نمود. bible_en_fa Because it entereth not into his heart, but into the belly, and goeth out into the draught, purging all meats? اما او برگشته، به شاگردان خودنگریسته، پطرس را نهیب داد و گفت: «ای شیطان از من دور شو، زیرا امور الهی را اندیشه نمی کنی بلکه چیزهای انسانی را.» bible_en_fa And he said, That which cometh out of the man, that defileth the man. پس مردم را با شاگردان خود خوانده، گفت: «هر‌که خواهد از عقب من آید، خویشتن را انکارکند و صلیب خود را برداشته، مرا متابعت نماید. bible_en_fa For from within, out of the heart of men, proceed evil thoughts, adulteries, fornications, murders, زیرا هر‌که خواهد جان خود را نجات دهد، آن را هلاک سازد؛ و هر‌که جان خود را بجهت من وانجیل بر باد دهد آن را برهاند. bible_en_fa Thefts, covetousness, wickedness, deceit, lasciviousness, an evil eye, blasphemy, pride, foolishness: زیراکه شخص را چه سود دارد هر گاه تمام دنیا را ببرد و نفس خود را ببازد؟ bible_en_fa All these evil things come from within, and defile the man. یا آنکه آدمی چه چیز را به عوض جان خود بدهد؟زیرا هر‌که در این فرقه زناکار و خطاکار از من و سخنان من شرمنده شود، پسر انسان نیز وقتی که با فرشتگان مقدس درجلال پدر خویش آید، از او شرمنده خواهدگردید.» bible_en_fa And from thence he arose, and went into the borders of Tyre and Sidon, and entered into an house, and would have no man know it: but he could not be hid. زیرا هر‌که در این فرقه زناکار و خطاکار از من و سخنان من شرمنده شود، پسر انسان نیز وقتی که با فرشتگان مقدس درجلال پدر خویش آید، از او شرمنده خواهدگردید.» bible_en_fa For a certain woman, whose young daughter had an unclean spirit, heard of him, and came and fell at his feet: و بدیشان گفت: «هرآینه به شما می‌گویم بعضی از ایستادگان در اینجا می‌باشند که تاملکوت خدا را که به قوت می‌آید نبینند، ذائقه موت را نخواهند چشید.» bible_en_fa The woman was a Greek, a Syrophenician by nation; and she besought him that he would cast forth the devil out of her daughter. و بعد از شش روز، عیسی پطرس و یعقوب و یوحنا را برداشته، ایشان را تنها بر فراز کوهی به خلوت برد و هیاتش در نظر ایشان متغیر گشت. bible_en_fa But Jesus said unto her, Let the children first be filled: for it is not meet to take the children's bread, and to cast it unto the dogs. و لباس او درخشان و چون برف بغایت سفید گردید، چنانکه هیچ گازری بر روی زمین نمی تواند چنان سفید نماید. bible_en_fa And she answered and said unto him, Yes, Lord: yet the dogs under the table eat of the children's crumbs. و الیاس با موسی بر ایشان ظاهر شده، با عیسی گفتگو می‌کردند. bible_en_fa And he said unto her, For this saying go thy way; the devil is gone out of thy daughter. پس پطرس ملتفت شده، به عیسی گفت: «ای استاد، بودن ما در اینجا نیکو است! پس سه سایبان می‌سازیم، یکی برای تو و دیگری برای موسی و سومی برای الیاس!» bible_en_fa And when she was come to her house, she found the devil gone out, and her daughter laid upon the bed. از آنرو که نمی دانست چه بگوید، چونکه هراسان بودند. bible_en_fa And again, departing from the coasts of Tyre and Sidon, he came unto the sea of Galilee, through the midst of the coasts of Decapolis. ناگاه ابری بر ایشان سایه انداخت و آوازی از ابردر‌رسید که «این است پسر حبیب من، از اوبشنوید.» bible_en_fa And they bring unto him one that was deaf, and had an impediment in his speech; and they beseech him to put his hand upon him. در ساعت گرداگرد خود نگریسته، جزعیسی تنها با خود هیچ‌کس را ندیدند. bible_en_fa And he took him aside from the multitude, and put his fingers into his ears, and he spit, and touched his tongue; و چون از کوه به زیر می‌آمدند، ایشان راقدغن فرمود که تا پسر انسان از مردگان برنخیزد، از آنچه دیده‌اند کسی را خبر ندهند. bible_en_fa And looking up to heaven, he sighed, and saith unto him, Ephphatha, that is, Be opened. و این سخن را در خاطر خود نگاه داشته، از یکدیگرسوال می‌کردند که برخاستن از مردگان چه باشد. bible_en_fa And straightway his ears were opened, and the string of his tongue was loosed, and he spake plain. پس از او استفسار کرده، گفتند: «چرا کاتبان می‌گویند که الیاس باید اول بیاید؟» bible_en_fa And he charged them that they should tell no man: but the more he charged them, so much the more a great deal they published it; او درجواب ایشان گفت که «الیاس البته اول می‌آید وهمه‌چیز را اصلاح می‌نماید و چگونه درباره پسرانسان مکتوب است که می‌باید زحمت بسیارکشد و حقیر شمرده شود. bible_en_fa And were beyond measure astonished, saying, He hath done all things well: he maketh both the deaf to hear, and the dumb to speak. لیکن به شمامی گویم که الیاس هم آمد و با وی آنچه خواستندکردند، چنانچه در حق وی نوشته شده است.» bible_en_fa In those days the multitude being very great, and having nothing to eat, Jesus called his disciples unto him, and saith unto them, پس چون نزد شاگردان خود رسید، جمعی کثیر گرد ایشان دید و بعضی از کاتبان را که باایشان مباحثه می‌کردند. bible_en_fa I have compassion on the multitude, because they have now been with me three days, and have nothing to eat: در ساعت، تمامی خلق چون او را بدیدند در حیرت افتادند و دوان دوان آمده، او را سلام دادند. bible_en_fa And if I send them away fasting to their own houses, they will faint by the way: for divers of them came from far. آنگاه از کاتبان پرسید که «با اینها چه مباحثه دارید؟» bible_en_fa And his disciples answered him, From whence can a man satisfy these men with bread here in the wilderness? یکی ازآن میان در جواب گفت: «ای استاد، پسر خود رانزد تو آوردم که روحی گنگ دارد، bible_en_fa And he asked them, How many loaves have ye? And they said, Seven. و هر جا که او را بگیرد می‌اندازدش، چنانچه کف برآورده، دندانهایم بهم می‌ساید و خشک می‌گردد. پس شاگردان تو را گفتم که او را بیرون کنند، نتوانستند.» bible_en_fa And he commanded the people to sit down on the ground: and he took the seven loaves, and gave thanks, and brake, and gave to his disciples to set before them; and they did set them before the people. او ایشان را جواب داده، گفت: «ای فرقه بی‌ایمان تا کی با شما باشم و تا چه حدمتحمل شما شوم! او را نزد من آورید.» bible_en_fa And they had a few small fishes: and he blessed, and commanded to set them also before them. پس اورا نزد وی آوردند. چون او را دید، فور آن روح او را مصروع کرد تا بر زمین افتاده، کف برآورد وغلطان شد. bible_en_fa So they did eat, and were filled: and they took up of the broken meat that was left seven baskets. پس از پدر وی پرسید: «چند وقت است که او را این حالت است؟» گفت: «ازطفولیت. bible_en_fa And they that had eaten were about four thousand: and he sent them away. و بارها او را در آتش و در آب انداخت تا او را هلاک کند. حال اگر می‌توانی بر ماترحم کرده، ما را مدد فرما.» bible_en_fa And straightway he entered into a ship with his disciples, and came into the parts of Dalmanutha. عیسی وی راگفت: «اگر می‌توانی‌ایمان آری، مومن را همه‌چیزممکن است.» bible_en_fa And the Pharisees came forth, and began to question with him, seeking of him a sign from heaven, tempting him. در ساعت پدر طفل فریادبرآورده، گریه‌کنان گفت: «ایمان می‌آورم‌ای خداوند، بی‌ایمانی مرا امداد فرما.» bible_en_fa And he sighed deeply in his spirit, and saith, Why doth this generation seek after a sign? verily I say unto you, There shall no sign be given unto this generation. چون عیسی دید که گروهی گرد او به شتاب می‌آیند، روح پلید را نهیب داده، به وی فرمود: «ای روح گنگ و کر من تو را حکم می‌کنم از او در آی ودیگر داخل او مشو!» bible_en_fa And he left them, and entering into the ship again departed to the other side. پس صیحه زده و او رابشدت مصروع نموده، بیرون آمد و مانند مرده گشت، چنانکه بسیاری گفتند که فوت شد. bible_en_fa Now the disciples had forgotten to take bread, neither had they in the ship with them more than one loaf. اما عیسی دستش را گرفته، برخیزانیدش که برپاایستاد. bible_en_fa And he charged them, saying, Take heed, beware of the leaven of the Pharisees, and of the leaven of Herod. و چون به خانه در‌آمد، شاگردانش درخلوت از او پرسیدند: «چرا ما نتوانستیم او رابیرون کنیم؟» bible_en_fa And they reasoned among themselves, saying, It is because we have no bread. ایشان را گفت: «این جنس به هیچ وجه بیرون نمی رود جز به دعا.» bible_en_fa And when Jesus knew it, he saith unto them, Why reason ye, because ye have no bread? perceive ye not yet, neither understand? have ye your heart yet hardened? و از آنجا روانه شده، در جلیل می‌گشتند ونمی خواست کسی او را بشناسد، bible_en_fa Having eyes, see ye not? and having ears, hear ye not? and do ye not remember? زیرا که شاگردان خود را اعلام فرموده، می‌گفت: «پسرانسان به‌دست مردم تسلیم می‌شود و او راخواهند کشت و بعد از مقتول شدن، روز سوم خواهد برخاست.» bible_en_fa When I brake the five loaves among five thousand, how many baskets full of fragments took ye up? They say unto him, Twelve. اما این سخن را درک نکردند و ترسیدند که از او بپرسند. bible_en_fa And when the seven among four thousand, how many baskets full of fragments took ye up? And they said, Seven. و وارد کفرناحوم شده، چون به خانه درآمد، از ایشان پرسید که «در بین راه با یک دیگرچه مباحثه می‌کردید؟» bible_en_fa And he said unto them, How is it that ye do not understand? اما ایشان خاموش ماندند، از آنجا که در راه با یکدیگر گفتگومی کردند در اینکه کیست بزرگتر. bible_en_fa And he cometh to Bethsaida; and they bring a blind man unto him, and besought him to touch him. پس نشسته، آن دوازده را طلبیده، بدیشان گفت: «هر‌که می‌خواهد مقدم باشد موخر و غلام همه بود. bible_en_fa And he took the blind man by the hand, and led him out of the town; and when he had spit on his eyes, and put his hands upon him, he asked him if he saw ought. پس طفلی را برداشته، در میان ایشان بر پا نمودو او را در آغوش کشیده، به ایشان گفت: bible_en_fa And he looked up, and said, I see men as trees, walking. «هرکه یکی از این کودکان را به اسم من قبول کند، مراقبول کرده است و هر‌که مرا پذیرفت نه مرا بلکه فرستنده مرا پذیرفته باشد. bible_en_fa After that he put his hands again upon his eyes, and made him look up: and he was restored, and saw every man clearly. آنگاه یوحنا ملتفت شده، بدو گفت: «ای استاد، شخصی را دیدیم که به نام تو دیوها بیرون می‌کرد و متابعت ما نمی نمود؛ و چون متابعت مانمی کرد، او را ممانعت نمودیم.» bible_en_fa And he sent him away to his house, saying, Neither go into the town, nor tell it to any in the town. عیسی گفت: «او را منع مکنید، زیرا هیچ‌کس نیست که معجزه‌ای به نام من بنماید و بتواند به زودی درحق من بد گوید. bible_en_fa And Jesus went out, and his disciples, into the towns of Caesarea Philippi: and by the way he asked his disciples, saying unto them, Whom do men say that I am? زیرا هر‌که ضد ما نیست باماست. bible_en_fa And they answered, John the Baptist: but some say, Elias; and others, One of the prophets. و هر‌که شما را از این‌رو که از آن مسیح هستید، کاسه‌ای آب به اسم من بنوشاند، هرآینه به شما می‌گویم اجر خود را ضایع نخواهد کرد. bible_en_fa And he saith unto them, But whom say ye that I am? And Peter answereth and saith unto him, Thou art the Christ. و هر‌که یکی از این کودکان را که به من ایمان آورند، لغزش دهد، او را بهتر است که سنگ آسیایی بر گردنش آویخته، در دریا افکنده شود. bible_en_fa And he charged them that they should tell no man of him. پس هرگاه دستت تو را بلغزاند، آن را ببرزیرا تو را بهتر است که شل داخل حیات شوی، ازاینکه با دو دست وارد جهنم گردی، در آتشی که خاموشی نپذیرد؛ bible_en_fa And he began to teach them, that the Son of man must suffer many things, and be rejected of the elders, and of the chief priests, and scribes, and be killed, and after three days rise again. جایی که کرم ایشان نمیرد وآتش، خاموشی نپذیرد. bible_en_fa And he spake that saying openly. And Peter took him, and began to rebuke him. و هرگاه پایت تو رابلغزاند، قطعش کن زیرا تو را مفیدتر است که لنگ داخل حیات شوی از آنکه با دو پا به جهنم افکنده شوی، در آتشی که خاموشی نپذیرد؛ bible_en_fa But when he had turned about and looked on his disciples, he rebuked Peter, saying, Get thee behind me, Satan: for thou savourest not the things that be of God, but the things that be of men. آنجایی که کرم ایشان نمیرد و آتش، خاموش نشود. bible_en_fa And when he had called the people unto him with his disciples also, he said unto them, Whosoever will come after me, let him deny himself, and take up his cross, and follow me. و هر گاه چشم تو تو را لغزش دهد، قلعش کن زیرا تو را بهتر است که با یک چشم داخل ملکوت خدا شوی، از آنکه با دو چشم درآتش جهنم انداخته شوی، bible_en_fa For whosoever will save his life shall lose it; but whosoever shall lose his life for my sake and the gospel's, the same shall save it. جایی که کرم ایشان نمیرد و آتش خاموشی نیابد. bible_en_fa For what shall it profit a man, if he shall gain the whole world, and lose his own soul? زیرا هرکس به آتش، نمکین خواهد شد و هر قربانی به نمک، نمکین می‌گردد.نمک نیکو است، لیکن هر گاه نمک فاسد گردد به چه چیز آن را اصلاح می‌کنید؟ پس در خود نمک بدارید و با یکدیگرصلح نمایید.» bible_en_fa Or what shall a man give in exchange for his soul? نمک نیکو است، لیکن هر گاه نمک فاسد گردد به چه چیز آن را اصلاح می‌کنید؟ پس در خود نمک بدارید و با یکدیگرصلح نمایید.» bible_en_fa Whosoever therefore shall be ashamed of me and of my words in this adulterous and sinful generation; of him also shall the Son of man be ashamed, when he cometh in the glory of his Father with the holy angels. و از آنجا برخاسته، از آن طرف اردن به نواحی یهودیه آمد. و گروهی باز نزدوی جمع شدند و او برحسب عادت خود، بازبدیشان تعلیم می‌داد. bible_en_fa And he said unto them, Verily I say unto you, That there be some of them that stand here, which shall not taste of death, till they have seen the kingdom of God come with power. آنگاه فریسیان پیش آمده، از روی امتحان ازاو سوال نمودند که «آیا مرد را طلاق دادن زن خویش جایز است.» bible_en_fa And after six days Jesus taketh with him Peter, and James, and John, and leadeth them up into an high mountain apart by themselves: and he was transfigured before them. در جواب ایشان گفت: «موسی شما را چه فرموده است؟» bible_en_fa And his raiment became shining, exceeding white as snow; so as no fuller on earth can white them. گفتند: «موسی اجازت داد که طلاق نامه بنویسند و رهاکنند.» bible_en_fa And there appeared unto them Elias with Moses: and they were talking with Jesus. عیسی در جواب ایشان گفت: «به‌سبب سنگدلی شما این حکم را برای شما نوشت. bible_en_fa And Peter answered and said to Jesus, Master, it is good for us to be here: and let us make three tabernacles; one for thee, and one for Moses, and one for Elias. لیکن از ابتدای خلقت، خدا ایشان را مرد و زن آفرید. bible_en_fa For he wist not what to say; for they were sore afraid. از آن جهت باید مرد پدر و مادر خود را ترک کرده، با زن خویش بپیوندد، bible_en_fa And there was a cloud that overshadowed them: and a voice came out of the cloud, saying, This is my beloved Son: hear him. و این دو یک تن خواهند بود چنانکه از آن پس دو نیستند بلکه یک جسد. bible_en_fa And suddenly, when they had looked round about, they saw no man any more, save Jesus only with themselves. پس آنچه خدا پیوست، انسان آن راجدا نکند.» bible_en_fa And as they came down from the mountain, he charged them that they should tell no man what things they had seen, till the Son of man were risen from the dead. و در خانه باز شاگردانش از این مقدمه ازوی سوال نمودند. bible_en_fa And they kept that saying with themselves, questioning one with another what the rising from the dead should mean. بدیشان گفت: «هر‌که زن خود را طلاق دهد و دیگری را نکاح کند، بر‌حق وی زنا کرده باشد. bible_en_fa And they asked him, saying, Why say the scribes that Elias must first come? و اگر زن از شوهر خود جداشود و منکوحه دیگری گردد، مرتکب زنا شود.» bible_en_fa And he answered and told them, Elias verily cometh first, and restoreth all things; and how it is written of the Son of man, that he must suffer many things, and be set at nought. و بچه های کوچک را نزد او آوردند تاایشان را لمس نماید؛ اما شاگردان آورندگان رامنع کردند. bible_en_fa But I say unto you, That Elias is indeed come, and they have done unto him whatsoever they listed, as it is written of him. چون عیسی این را بدید، خشم نموده، بدیشان گفت: «بگذارید که بچه های کوچک نزد من آیند و ایشان را مانع نشوید، زیراملکوت خدا از امثال اینها است. bible_en_fa And when he came to his disciples, he saw a great multitude about them, and the scribes questioning with them. هرآینه به شما می‌گویم هر‌که ملکوت خدا را مثل بچه کوچک قبول نکند، داخل آن نشود.» bible_en_fa And straightway all the people, when they beheld him, were greatly amazed, and running to him saluted him. پس ایشان را در آغوش کشید و دست بر ایشان نهاده، برکت داد. bible_en_fa And he asked the scribes, What question ye with them? چون به راه می‌رفت، شخصی دوان دوان آمده، پیش او زانو زده، سوال نمود که «ای استادنیکو چه کنم تا وارث حیات جاودانی شوم؟ bible_en_fa And one of the multitude answered and said, Master, I have brought unto thee my son, which hath a dumb spirit; عیسی بدو گفت: «چرا مرا نیکو گفتی و حال آنکه کسی نیکو نیست جز خدا فقط؟ bible_en_fa And wheresoever he taketh him, he teareth him: and he foameth, and gnasheth with his teeth, and pineth away: and I spake to thy disciples that they should cast him out; and they could not. احکام را می دانی، زنا مکن، قتل مکن، دزدی مکن، شهادت دروغ مده، دغابازی مکن، پدر و مادر خود راحرمت دار.» bible_en_fa He answereth him, and saith, O faithless generation, how long shall I be with you? how long shall I suffer you? bring him unto me. او در جواب وی گفت: «ای استاد، این همه را از طفولیت نگاه داشتم.» bible_en_fa And they brought him unto him: and when he saw him, straightway the spirit tare him; and he fell on the ground, and wallowed foaming. عیسی به وی نگریسته، او را محبت نمود وگفت: «تو را یک چیز ناقص است: برو و آنچه داری بفروش و به فقرا بده که در آسمان گنجی خواهی یافت و بیا صلیب را برداشته، مرا پیروی کن.» bible_en_fa And he asked his father, How long is it ago since this came unto him? And he said, Of a child. لیکن او از این سخن ترش رو و محزون گشته، روانه گردید زیرا اموال بسیار داشت. bible_en_fa And ofttimes it hath cast him into the fire, and into the waters, to destroy him: but if thou canst do any thing, have compassion on us, and help us. آنگاه عیسی گرداگرد خود نگریسته، به شاگردان خود گفت: «چه دشوار است که توانگران داخل ملکوت خدا شوند.» bible_en_fa Jesus said unto him, If thou canst believe, all things are possible to him that believeth. چون شاگردانش از سخنان او در حیرت افتادند، عیسی باز توجه نموده، بدیشان گفت: «ای فرزندان، چه دشوار است دخول آنانی که به مال و اموال توکل دارند در ملکوت خدا! bible_en_fa And straightway the father of the child cried out, and said with tears, Lord, I believe; help thou mine unbelief. سهل تر است که شتر به سوراخ سوزن درآید از اینکه شخص دولتمند به ملکوت خدا داخل شود!» bible_en_fa When Jesus saw that the people came running together, he rebuked the foul spirit, saying unto him, Thou dumb and deaf spirit, I charge thee, come out of him, and enter no more into him. ایشان بغایت متحیرگشته، با یکدیگر می‌گفتند: «پس که می‌تواندنجات یابد؟» bible_en_fa And the spirit cried, and rent him sore, and came out of him: and he was as one dead; insomuch that many said, He is dead. عیسی به ایشان نظر کرده، گفت: «نزد انسان محال است لیکن نزد خدا نیست زیراکه همه‌چیز نزد خدا ممکن است.» bible_en_fa But Jesus took him by the hand, and lifted him up; and he arose. پطرس بدوگفتن گرفت که «اینک ما همه‌چیز را ترک کرده، تورا پیروی کرده‌ایم.» bible_en_fa And when he was come into the house, his disciples asked him privately, Why could not we cast him out? عیسی جواب فرمود: «هرآینه به شما می‌گویم کسی نیست که خانه یابرادران یا خواهران یا پدر یا مادر یا زن یا اولاد یااملاک را بجهت من و انجیل ترک کند، bible_en_fa And he said unto them, This kind can come forth by nothing, but by prayer and fasting. جزاینکه الحال در این زمان صد چندان یابد ازخانه‌ها و برادران و خواهران و مادران و فرزندان و املاک با زحمات، و در عالم آینده حیات جاودانی را. bible_en_fa And they departed thence, and passed through Galilee; and he would not that any man should know it. اما بسا اولین که آخرین می‌گردندو آخرین اولین.» bible_en_fa For he taught his disciples, and said unto them, The Son of man is delivered into the hands of men, and they shall kill him; and after that he is killed, he shall rise the third day. و چون در راه به سوی اورشلیم می‌رفتند وعیسی در جلو ایشان می‌خرامید، در حیرت افتادند و چون از عقب او می‌رفتند، ترس بر ایشان مستولی شد. آنگاه آن دوازده را باز به کنارکشیده، شروع کرد به اطلاع دادن به ایشان از آنچه بر وی وارد می‌شد، bible_en_fa But they understood not that saying, and were afraid to ask him. که «اینک به اورشلیم می‌رویم و پسر انسان به‌دست روسای کهنه وکاتبان تسلیم شود و بر وی فتوای قتل دهند و اورا به امتها سپارند، bible_en_fa And he came to Capernaum: and being in the house he asked them, What was it that ye disputed among yourselves by the way? و بر وی سخریه نموده، تازیانه‌اش زنند و آب دهان بر وی افکنده، او راخواهند کشت و روز سوم خواهد برخاست.» bible_en_fa But they held their peace: for by the way they had disputed among themselves, who should be the greatest. آنگاه یعقوب و یوحنا دو پسر زبدی نزدوی آمده، گفتند: «ای استاد، می‌خواهیم آنچه ازتو سوال کنیم برای ما بکنی.» bible_en_fa And he sat down, and called the twelve, and saith unto them, If any man desire to be first, the same shall be last of all, and servant of all. ایشان را گفت: «چه می‌خواهید برای شما بکنم؟» bible_en_fa And he took a child, and set him in the midst of them: and when he had taken him in his arms, he said unto them, گفتند: «به ما عطا فرما که یکی به طرف راست و دیگری برچپ تو در جلال تو بنشینیم.» bible_en_fa Whosoever shall receive one of such children in my name, receiveth me: and whosoever shall receive me, receiveth not me, but him that sent me. عیسی ایشان راگفت: «نمی فهمید آنچه می‌خواهید. آیا می‌توانیدآن پیاله‌ای را که من می‌نوشم، بنوشید و تعمیدی را که من می‌پذیرم، بپذیرید؟» bible_en_fa And John answered him, saying, Master, we saw one casting out devils in thy name, and he followeth not us: and we forbad him, because he followeth not us. وی را گفتند: «می‌توانیم.» عیسی بدیشان گفت: «پیاله‌ای را که من می‌نوشم خواهید آشامید و تعمیدی را که من می‌پذیرم خواهید پذیرفت. bible_en_fa But Jesus said, Forbid him not: for there is no man which shall do a miracle in my name, that can lightly speak evil of me. لیکن نشستن به‌دست راست و چپ من از آن من نیست که بدهم جز آنانی را که از بهر ایشان مهیا شده است.» bible_en_fa For he that is not against us is on our part. وآن ده نفر چون شنیدند بر یعقوب و یوحنا خشم گرفتند. bible_en_fa For whosoever shall give you a cup of water to drink in my name, because ye belong to Christ, verily I say unto you, he shall not lose his reward. عیسی ایشان را خوانده، به ایشان گفت: «می‌دانید آنانی که حکام امتها شمرده می‌شوند برایشان ریاست می‌کنند و بزرگانشان بر ایشان مسلطند. bible_en_fa And whosoever shall offend one of these little ones that believe in me, it is better for him that a millstone were hanged about his neck, and he were cast into the sea. لیکن در میان شما چنین نخواهد بود، بلکه هر‌که خواهد در میان شما بزرگ شود، خادم شما باشد. bible_en_fa And if thy hand offend thee, cut it off: it is better for thee to enter into life maimed, than having two hands to go into hell, into the fire that never shall be quenched: و هر‌که خواهد مقدم بر شما شود، غلام همه باشد. bible_en_fa Where their worm dieth not, and the fire is not quenched. زیرا که پسر انسان نیز نیامده تامخدوم شود بلکه تا خدمت کند و تا جان خود رافدای بسیاری کند.» bible_en_fa And if thy foot offend thee, cut it off: it is better for thee to enter halt into life, than having two feet to be cast into hell, into the fire that never shall be quenched: و وارد اریحا شدند. و وقتی که او باشاگردان خود و جمعی کثیر از اریحا بیرون می‌رفت، بارتیمائوس کور، پسر تیماوس بر کناره راه نشسته، گدایی می‌کرد. bible_en_fa Where their worm dieth not, and the fire is not quenched. چون شنید که عیسی ناصری است، فریاد کردن گرفت و گفت: «ای عیسی ابن داود بر من ترحم کن.» bible_en_fa And if thine eye offend thee, pluck it out: it is better for thee to enter into the kingdom of God with one eye, than having two eyes to be cast into hell fire: و چندان‌که بسیاری او را نهیب می‌دادند که خاموش شود، زیادتر فریاد برمی آورد که پسر داودا بر من ترحم فرما. bible_en_fa Where their worm dieth not, and the fire is not quenched. پس عیسی ایستاده، فرمود تا او را بخوانند. آنگاه آن کور را خوانده، بدو گفتند: «خاطر جمع دار برخیز که تو را می‌خواند.» bible_en_fa For every one shall be salted with fire, and every sacrifice shall be salted with salt. درساعت ردای خود را دور انداخته، بر پا جست ونزد عیسی آمد. bible_en_fa Salt is good: but if the salt have lost his saltness, wherewith will ye season it? Have salt in yourselves, and have peace one with another. عیسی به وی التفات نموده، گفت: «چه می‌خواهی از بهر تو نمایم؟» کور بدوگفت: «یا سیدی آنکه بینایی یابم.»عیسی بدوگفت: «برو که ایمانت تو را شفا داده است.» درساعت بینا گشته، از عقب عیسی در راه روانه شد. bible_en_fa And he arose from thence, and cometh into the coasts of Judaea by the farther side of Jordan: and the people resort unto him again; and, as he was wont, he taught them again. عیسی بدوگفت: «برو که ایمانت تو را شفا داده است.» درساعت بینا گشته، از عقب عیسی در راه روانه شد. bible_en_fa And the Pharisees came to him, and asked him, Is it lawful for a man to put away his wife? tempting him. و چون نزدیک به اورشلیم به بیت‌فاجی و بیت عنیا بر کوه زیتون رسیدند، دو نفراز شاگردان خود را فرستاده، bible_en_fa And he answered and said unto them, What did Moses command you? بدیشان گفت: «بدین قریه‌ای که پیش روی شما است بروید وچون وارد آن شدید، درساعت کره الاغی را بسته خواهید یافت که تا به حال هیچ‌کس بر آن سوارنشده؛ آن را باز کرده، بیاورید. bible_en_fa And they said, Moses suffered to write a bill of divorcement, and to put her away. و هرگاه کسی به شما گوید چرا چنین می‌کنید، گویید خداوندبدین احتیاج دارد؛ بی‌تامل آن را به اینجا خواهدفرستاد.» bible_en_fa And Jesus answered and said unto them, For the hardness of your heart he wrote you this precept. پس رفته کره‌ای بیرون دروازه درشارع عام بسته یافتند و آن را باز می‌کردند، bible_en_fa But from the beginning of the creation God made them male and female. که بعضی از حاضرین بدیشان گفتند: «چه‌کار داریدکه کره را باز می‌کنید؟» bible_en_fa For this cause shall a man leave his father and mother, and cleave to his wife; آن دو نفر چنانکه عیسی فرموده بود، بدیشان گفتند. پس ایشان را اجازت دادند. bible_en_fa And they twain shall be one flesh: so then they are no more twain, but one flesh. آنگاه کره را به نزد عیسی آورده، رخت خود را بر آن افکندند تا بر آن سوار شد. bible_en_fa What therefore God hath joined together, let not man put asunder. وبسیاری رختهای خود و بعضی شاخه‌ها ازدرختان بریده، بر راه گسترانیدند. bible_en_fa And in the house his disciples asked him again of the same matter. و آنانی که پیش و پس می‌رفتند، فریادکنان می‌گفتند: «هوشیعانا، مبارک باد کسی‌که به نام خداوندمی آید. bible_en_fa And he saith unto them, Whosoever shall put away his wife, and marry another, committeth adultery against her. مبارک باد ملکوت پدر ما داود که می‌آید به اسم خداوند. هوشیعانا در اعلی علیین.» bible_en_fa And if a woman shall put away her husband, and be married to another, she committeth adultery. و عیسی وارد اورشلیم شده، به هیکل درآمد وبه همه‌چیز ملاحظه نمود. چون وقت شام شد باآن دوازده به بیت عنیا رفت. bible_en_fa And they brought young children to him, that he should touch them: and his disciples rebuked those that brought them. بامدادان چون از بیت عنیا بیرون می‌آمدند، گرسنه شد. bible_en_fa But when Jesus saw it, he was much displeased, and said unto them, Suffer the little children to come unto me, and forbid them not: for of such is the kingdom of God. ناگاه درخت انجیری که برگ داشت از دور دیده، آمد تا شاید چیزی بر آن بیابد. اما چون نزد آن رسید، جز برگ بر آن هیچ نیافت زیرا که موسم انجیر نرسیده بود. bible_en_fa Verily I say unto you, Whosoever shall not receive the kingdom of God as a little child, he shall not enter therein. پس عیسی توجه نموده، بدان فرمود: «از این پس تا به ابد، هیچ‌کس از تو میوه نخواهد خورد.» وشاگردانش شنیدند. bible_en_fa And he took them up in his arms, put his hands upon them, and blessed them. پس وارد اورشلیم شدند. و چون عیسی داخل هیکل گشت، به بیرون کردن آنانی که درهیکل خرید و فروش می‌کردند شروع نمود وتخت های صرافان و کرسیهای کبوترفروشان راواژگون ساخت، bible_en_fa And when he was gone forth into the way, there came one running, and kneeled to him, and asked him, Good Master, what shall I do that I may inherit eternal life? و نگذاشت که کسی با ظرفی از میان هیکل بگذرد، bible_en_fa And Jesus said unto him, Why callest thou me good? there is none good but one, that is, God. و تعلیم داده، گفت: «آیامکتوب نیست که خانه من خانه عبادت تمامی امتها نامیده خواهد شد؟ اما شما آن را مغاره دزدان ساخته‌اید.» bible_en_fa Thou knowest the commandments, Do not commit adultery, Do not kill, Do not steal, Do not bear false witness, Defraud not, Honour thy father and mother. چون روسای کهنه و کاتبان این را بشنیدند، در صدد آن شدند که او را چطور هلاک سازندزیرا که از وی ترسیدند چون که همه مردم ازتعلیم وی متحیر می‌بودند. bible_en_fa And he answered and said unto him, Master, all these have I observed from my youth. چون شام شد، از شهر بیرون رفت. bible_en_fa Then Jesus beholding him loved him, and said unto him, One thing thou lackest: go thy way, sell whatsoever thou hast, and give to the poor, and thou shalt have treasure in heaven: and come, take up the cross, and follow me. صبحگاهان، در اثنای راه، درخت انجیر رااز ریشه خشک یافتند. bible_en_fa And he was sad at that saying, and went away grieved: for he had great possessions. پطرس به‌خاطر آورده، وی را گفت: «ای استاد، اینک درخت انجیری که نفرینش کردی خشک شده!» bible_en_fa And Jesus looked round about, and saith unto his disciples, How hardly shall they that have riches enter into the kingdom of God! عیسی در جواب ایشان گفت: «به خدا ایمان آورید، bible_en_fa And the disciples were astonished at his words. But Jesus answereth again, and saith unto them, Children, how hard is it for them that trust in riches to enter into the kingdom of God! زیرا که هرآینه به شما می‌گویم هر‌که بدین کوه گویدمنتقل شده، به دریا افکنده شو و در دل خود شک نداشته باشد بلکه یقین دارد که آنچه گویدمی شود، هرآینه هر‌آنچه گوید بدو عطا شود. bible_en_fa It is easier for a camel to go through the eye of a needle, than for a rich man to enter into the kingdom of God. بنابراین به شما می‌گویم آنچه در عبادت سوال می‌کنید، یقین بدانید که آن را یافته‌اید و به شماعطا خواهد شد. bible_en_fa And they were astonished out of measure, saying among themselves, Who then can be saved? و وقتی که به دعا بایستید، هرگاه کسی به شما خطا کرده باشد، او را ببخشید تاآنکه پدر شما نیز که در آسمان است، خطایای شما را معاف دارد. bible_en_fa And Jesus looking upon them saith, With men it is impossible, but not with God: for with God all things are possible. اما هرگاه شما نبخشید، پدر شما نیز که درآسمان است تقصیرهای شما را نخواهد بخشید.» bible_en_fa Then Peter began to say unto him, Lo, we have left all, and have followed thee. و باز به اورشلیم آمدند. و هنگامی که او درهیکل می‌خرامید، روسای کهنه و کاتبان و مشایخ نزد وی آمده، bible_en_fa And Jesus answered and said, Verily I say unto you, There is no man that hath left house, or brethren, or sisters, or father, or mother, or wife, or children, or lands, for my sake, and the gospel's, گفتندش: «به چه قدرت این کارها را می‌کنی و کیست که این قدرت را به توداده است تا این اعمال را به‌جا آری؟» bible_en_fa But he shall receive an hundredfold now in this time, houses, and brethren, and sisters, and mothers, and children, and lands, with persecutions; and in the world to come eternal life. عیسی در جواب ایشان گفت: «من از شما نیز سخنی می پرسم، مرا جواب دهید تا من هم به شما گویم به چه قدرت این کارها را می‌کنم. bible_en_fa But many that are first shall be last; and the last first. تعمید یحیی ازآسمان بود یا از انسان؟ مرا جواب دهید.» bible_en_fa And they were in the way going up to Jerusalem; and Jesus went before them: and they were amazed; and as they followed, they were afraid. And he took again the twelve, and began to tell them what things should happen unto him, ایشان در دلهای خود تفکر نموده، گفتند: «اگرگوییم از آسمان بود، هرآینه گوید پس چرا بدوایمان نیاوردید. bible_en_fa Saying, Behold, we go up to Jerusalem; and the Son of man shall be delivered unto the chief priests, and unto the scribes; and they shall condemn him to death, and shall deliver him to the Gentiles: و اگر گوییم از انسان بود، » ازخلق بیم داشتند از آنجا که همه یحیی را نبی‌ای برحق می‌دانستند.پس در جواب عیسی گفتند: «نمی دانیم.» عیسی بدیشان جواب داد: «من هم شما را نمی گویم که به کدام قدرت این کارها را به‌جا می‌آورم.» bible_en_fa And they shall mock him, and shall scourge him, and shall spit upon him, and shall kill him: and the third day he shall rise again. پس در جواب عیسی گفتند: «نمی دانیم.» عیسی بدیشان جواب داد: «من هم شما را نمی گویم که به کدام قدرت این کارها را به‌جا می‌آورم.» bible_en_fa And James and John, the sons of Zebedee, come unto him, saying, Master, we would that thou shouldest do for us whatsoever we shall desire. پس به مثل‌ها به ایشان آغاز سخن نمودکه «شخصی تاکستانی غرس نموده، حصاری گردش کشید و چرخشتی بساخت وبرجی بنا کرده، آن را به دهقانان سپرد و سفر کرد. bible_en_fa And he said unto them, What would ye that I should do for you? و در موسم، نوکری نزد دهقانان فرستاد تا ازمیوه باغ از باغبانان بگیرد. bible_en_fa They said unto him, Grant unto us that we may sit, one on thy right hand, and the other on thy left hand, in thy glory. اما ایشان او را گرفته، زدند و تهی‌دست روانه نمودند. bible_en_fa But Jesus said unto them, Ye know not what ye ask: can ye drink of the cup that I drink of? and be baptized with the baptism that I am baptized with? باز نوکری دیگرنزد ایشان روانه نمود. او را نیز سنگسار کرده، سراو را شکستند و بی‌حرمت کرده، برگردانیدندش. bible_en_fa And they said unto him, We can. And Jesus said unto them, Ye shall indeed drink of the cup that I drink of; and with the baptism that I am baptized withal shall ye be baptized: پس یک نفر دیگر فرستاده، او را نیز کشتند و بسادیگران را که بعضی را زدند و بعضی را به قتل رسانیدند. bible_en_fa But to sit on my right hand and on my left hand is not mine to give; but it shall be given to them for whom it is prepared. و بالاخره یک پسر حبیب خود راباقی داشت. او را نزد ایشان فرستاده، گفت: پسرمرا حرمت خواهند داشت. bible_en_fa And when the ten heard it, they began to be much displeased with James and John. لیکن دهقانان با خودگفتند: این وارث است؛ بیایید او را بکشیم تامیراث از آن ما گردد. bible_en_fa But Jesus called them to him, and saith unto them, Ye know that they which are accounted to rule over the Gentiles exercise lordship over them; and their great ones exercise authority upon them. پس او را گرفته، مقتول ساختند و او را بیرون از تاکستان افکندند. bible_en_fa But so shall it not be among you: but whosoever will be great among you, shall be your minister: پس صاحب تاکستان چه خواهد کرد؟ او خواهدآمد و آن باغبان را هلاک ساخته، باغ را به دیگران خواهد سپرد. bible_en_fa And whosoever of you will be the chiefest, shall be servant of all. آیا این نوشته رانخوانده‌اید: سنگی که معمارانش رد کردند، همان سر زاویه گردید؟ bible_en_fa For even the Son of man came not to be ministered unto, but to minister, and to give his life a ransom for many. این از جانب خداوند شد و در نظر ما عجیب است. bible_en_fa And they came to Jericho: and as he went out of Jericho with his disciples and a great number of people, blind Bartimaeus, the son of Timaeus, sat by the highway side begging. آنگاه خواستند او را گرفتار سازند، اما از خلق می‌ترسیدند، زیرا می‌دانستند که این مثل رابرای ایشان آورد. پس او را واگذارده، برفتند. bible_en_fa And when he heard that it was Jesus of Nazareth, he began to cry out, and say, Jesus, thou Son of David, have mercy on me. و چند نفر از فریسیان و هیرودیان را نزدوی فرستادند تا او را به سخنی به دام آورند. bible_en_fa And many charged him that he should hold his peace: but he cried the more a great deal, Thou Son of David, have mercy on me. ایشان آمده، بدو گفتند: «ای استاد، ما را یقین است که تو راستگو هستی و از کسی باک نداری، چون که به ظاهر مردم نمی نگری بلکه طریق خدارا به راستی تعلیم می‌نمایی. جزیه دادن به قیصرجایز است یا نه؟ بدهیم یا ندهیم؟ bible_en_fa And Jesus stood still, and commanded him to be called. And they call the blind man, saying unto him, Be of good comfort, rise; he calleth thee. اما اوریاکاری ایشان را درک کرده، بدیشان گفت: «چرامرا امتحان می‌کنید؟ دیناری نزد من آرید تا آن راببینم.» bible_en_fa And he, casting away his garment, rose, and came to Jesus. چون آن را حاضر کردند، بدیشان گفت: «این صورت و رقم از آن کیست؟» وی راگفتند: «از آن قیصر.» bible_en_fa And Jesus answered and said unto him, What wilt thou that I should do unto thee? The blind man said unto him, Lord, that I might receive my sight. عیسی در جواب ایشان گفت: «آنچه از قیصر است، به قیصر رد کنید وآنچه از خداست، به خدا.» و از او متعجب شدند. bible_en_fa And Jesus said unto him, Go thy way; thy faith hath made thee whole. And immediately he received his sight, and followed Jesus in the way. و صدوقیان که منکر هستند نزد وی آمده، از او سوال نموده، گفتند: bible_en_fa And when they came nigh to Jerusalem, unto Bethphage and Bethany, at the mount of Olives, he sendeth forth two of his disciples, «ای استاد، موسی به ما نوشت که هرگاه برادر کسی بمیرد و زنی بازگذاشته، اولادی نداشته باشد، برادرش زن او رابگیرد تا از بهر برادر خود نسلی پیدا نماید. bible_en_fa And saith unto them, Go your way into the village over against you: and as soon as ye be entered into it, ye shall find a colt tied, whereon never man sat; loose him, and bring him. پس هفت برادر بودند که نخستین، زنی گرفته، بمرد واولادی نگذاشت. bible_en_fa And if any man say unto you, Why do ye this? say ye that the Lord hath need of him; and straightway he will send him hither. پس ثانی او را گرفته، هم بی‌اولاد فوت شد و همچنین سومی. bible_en_fa And they went their way, and found the colt tied by the door without in a place where two ways met; and they loose him. تا آنکه آن هفت او را گرفتند و اولادی نگذاشتند و بعد ازهمه، زن فوت شد. bible_en_fa And certain of them that stood there said unto them, What do ye, loosing the colt? پس در قیامت چون برخیزند، زن کدام‌یک از ایشان خواهد بود ازآنجهت که هر هفت، او را به زنی گرفته بودند؟» bible_en_fa And they said unto them even as Jesus had commanded: and they let them go. عیسی در جواب ایشان گفت: «آیا گمراه نیستید از آنرو که کتب و قوت خدا را نمی دانید؟ bible_en_fa And they brought the colt to Jesus, and cast their garments on him; and he sat upon him. زیرا هنگامی که از مردگان برخیزند، نه نکاح می‌کنند و نه منکوحه می‌گردند، بلکه مانندفرشتگان، در آسمان می‌باشند. bible_en_fa And many spread their garments in the way: and others cut down branches off the trees, and strawed them in the way. اما در باب مردگان که برمی خیزند، در کتاب موسی در ذکربوته نخوانده‌اید چگونه خدا او را خطاب کرده، گفت که منم خدای ابراهیم و خدای اسحاق وخدای یعقوب. bible_en_fa And they that went before, and they that followed, cried, saying, Hosanna; Blessed is he that cometh in the name of the Lord: و او خدای مردگان نیست بلکه خدای زندگان است. پس شما بسیار گمراه شده‌اید.» bible_en_fa Blessed be the kingdom of our father David, that cometh in the name of the Lord: Hosanna in the highest. و یکی از کاتبان، چون مباحثه ایشان را شنیده، دید که ایشان را جواب نیکو داد، پیش آمده، از او پرسید که «اول همه احکام کدام است؟» bible_en_fa And Jesus entered into Jerusalem, and into the temple: and when he had looked round about upon all things, and now the eventide was come, he went out unto Bethany with the twelve. عیسی او را جواب داد که «اول همه احکام این است که بشنو‌ای اسرائیل، خداوندخدای ما خداوند واحد است. bible_en_fa And on the morrow, when they were come from Bethany, he was hungry: و خداوندخدای خود را به تمامی دل و تمامی جان وتمامی خاطر و تمامی قوت خود محبت نما، که اول از احکام این است. bible_en_fa And seeing a fig tree afar off having leaves, he came, if haply he might find any thing thereon: and when he came to it, he found nothing but leaves; for the time of figs was not yet. و دوم مثل اول است که همسایه خود را چون نفس خود محبت نما. بزرگتر از این دو، حکمی نیست.» bible_en_fa And Jesus answered and said unto it, No man eat fruit of thee hereafter for ever. And his disciples heard it. کاتب وی راگفت: «آفرین‌ای استاد، نیکو گفتی، زیرا خداواحد است و سوای او دیگری نیست، bible_en_fa And they come to Jerusalem: and Jesus went into the temple, and began to cast out them that sold and bought in the temple, and overthrew the tables of the moneychangers, and the seats of them that sold doves; و او رابه تمامی دل و تمامی فهم و تمامی نفس و تمامی قوت محبت نمودن و همسایه خود را مثل خودمحبت نمودن، از همه قربانی های سوختنی وهدایا افضل است.» bible_en_fa And would not suffer that any man should carry any vessel through the temple. چون عیسی بدید که عاقلانه جواب داد، به وی گفت: «از ملکوت خدادور نیستی.» و بعد از آن، هیچ‌کس جرات نکردکه از او سوالی کند. bible_en_fa And he taught, saying unto them, Is it not written, My house shall be called of all nations the house of prayer? but ye have made it a den of thieves. و هنگامی که عیسی در هیکل تعلیم می‌داد، متوجه شده، گفت: «چگونه کاتبان می‌گویند که مسیح پسر داود است؟ bible_en_fa And the scribes and chief priests heard it, and sought how they might destroy him: for they feared him, because all the people was astonished at his doctrine. و حال آنکه خود داود در روح‌القدس می‌گوید که خداوند به خداوند من گفت برطرف راست من بنشین تا دشمنان تو را پای انداز تو سازم؟ bible_en_fa And when even was come, he went out of the city. خودداود او را خداوند می‌خواند؛ پس چگونه او راپسر می‌باشد؟» و عوام الناس کلام او را به خشنودی می‌شنیدند. bible_en_fa And in the morning, as they passed by, they saw the fig tree dried up from the roots. پس در تعلیم خود گفت: «از کاتبان احتیاطکنید که خرامیدن در لباس دراز و تعظیم های دربازارها bible_en_fa And Peter calling to remembrance saith unto him, Master, behold, the fig tree which thou cursedst is withered away. و کرسی های اول در کنایس و جایهای صدر در ضیافت‌ها را دوست می‌دارند. bible_en_fa And Jesus answering saith unto them, Have faith in God. اینان که خانه های بیوه‌زنان را می‌بلعند و نماز را به ریاطول می‌دهند، عقوبت شدیدتر خواهند یافت.» bible_en_fa For verily I say unto you, That whosoever shall say unto this mountain, Be thou removed, and be thou cast into the sea; and shall not doubt in his heart, but shall believe that those things which he saith shall come to pass; he shall have whatsoever he saith. و عیسی در مقابل بیت‌المال نشسته، نظاره می‌کرد که مردم به چه وضع پول به بیت‌المال می‌اندازند؛ و بسیاری از دولتمندان، بسیارمی انداختند. bible_en_fa Therefore I say unto you, What things soever ye desire, when ye pray, believe that ye receive them, and ye shall have them. آنگاه بیوه‌زنی فقیر آمده، دوفلس که یک ربع باشد انداخت. bible_en_fa And when ye stand praying, forgive, if ye have ought against any: that your Father also which is in heaven may forgive you your trespasses. پس شاگردان خود را پیش خوانده، به ایشان گفت: «هرآینه به شما می‌گویم این بیوه‌زن مسکین از همه آنانی که در خزانه انداختند، بیشتر داد.زیرا که همه ایشان از زیادتی خود دادند، لیکن این زن ازحاجتمندی خود، آنچه داشت انداخت، یعنی تمام معیشت خود را.» bible_en_fa But if ye do not forgive, neither will your Father which is in heaven forgive your trespasses. زیرا که همه ایشان از زیادتی خود دادند، لیکن این زن ازحاجتمندی خود، آنچه داشت انداخت، یعنی تمام معیشت خود را.» bible_en_fa And they come again to Jerusalem: and as he was walking in the temple, there come to him the chief priests, and the scribes, and the elders, و چون او از هیکل بیرون می‌رفت، یکی از شاگردانش بدو گفت: «ای استادملاحظه فرما چه نوع سنگها و چه عمارت ها است!» bible_en_fa And say unto him, By what authority doest thou these things? and who gave thee this authority to do these things? عیسی در جواب وی گفت: «آیا این عمارت های عظیمه را می‌نگری؟ بدان که سنگی بر سنگی گذارده نخواهد شد، مگر آنکه به زیرافکنده شود!» bible_en_fa And Jesus answered and said unto them, I will also ask of you one question, and answer me, and I will tell you by what authority I do these things. و چون او بر کوه زیتون، مقابل هیکل نشسته بود، پطرس و یعقوب و یوحنا و اندریاس سر ازوی پرسیدند: bible_en_fa The baptism of John, was it from heaven, or of men? answer me. «ما را خبر بده که این امور کی واقع می‌شود و علامت نزدیک شدن این امورچیست؟» bible_en_fa And they reasoned with themselves, saying, If we shall say, From heaven; he will say, Why then did ye not believe him? آنگاه عیسی در جواب ایشان سخن آغازکرد که «زنهار کسی شما را گمراه نکند! bible_en_fa But if we shall say, Of men; they feared the people: for all men counted John, that he was a prophet indeed. زیرا که بسیاری به نام من آمده، خواهند گفت که من هستم و بسیاری را گمراه خواهند نمود. bible_en_fa And they answered and said unto Jesus, We cannot tell. And Jesus answering saith unto them, Neither do I tell you by what authority I do these things. اما چون جنگها و اخبار جنگها را بشنوید، مضطرب مشوید زیرا که وقوع این حوادث ضروری است لیکن انتها هنوز نیست. bible_en_fa And he began to speak unto them by parables. A certain man planted a vineyard, and set an hedge about it, and digged a place for the winefat, and built a tower, and let it out to husbandmen, and went into a far country. زیرا که امتی بر امتی ومملکتی بر مملکتی خواهند برخاست و زلزله هادر جایها حادث خواهد شد و قحطی‌ها واغتشاش‌ها پدید می‌آید؛ و اینها ابتدای دردهای زه می‌باشد. bible_en_fa And at the season he sent to the husbandmen a servant, that he might receive from the husbandmen of the fruit of the vineyard. «لیکن شما از برای خود احتیاط کنید زیرا که شما را به شوراها خواهند سپرد و در کنایس تازیانه‌ها خواهند زد و شما را پیش حکام وپادشاهان بخاطر من حاضر خواهند کرد تا برایشان شهادتی شود. bible_en_fa And they caught him, and beat him, and sent him away empty. و لازم است که انجیل اول بر تمامی امتها موعظه شود. bible_en_fa And again he sent unto them another servant; and at him they cast stones, and wounded him in the head, and sent him away shamefully handled. و چون شما راگرفته، تسلیم کنند، میندیشید که چه بگویید ومتفکر مباشید بلکه آنچه در آن ساعت به شما عطاشود، آن را گویید زیرا گوینده شما نیستید بلکه روح‌القدس است. bible_en_fa And again he sent another; and him they killed, and many others; beating some, and killing some. آنگاه برادر، برادر را و پدر، فرزند را به هلاکت خواهند سپرد و فرزندان بروالدین خود برخاسته، ایشان را به قتل خواهندرسانید. bible_en_fa Having yet therefore one son, his wellbeloved, he sent him also last unto them, saying, They will reverence my son. و تمام خلق بجهت اسم من شما رادشمن خواهند داشت. اما هر‌که تا به آخر صبرکند، همان نجات یابد. bible_en_fa But those husbandmen said among themselves, This is the heir; come, let us kill him, and the inheritance shall be ours. «پس چون مکروه ویرانی را که به زبان دانیال نبی گفته شده است، در جایی که نمی بایدبرپا بینید - آنکه می‌خواند بفهمد - آنگاه آنانی که در یهودیه می‌باشند، به کوهستان فرار کنند، bible_en_fa And they took him, and killed him, and cast him out of the vineyard. و هر‌که بر بام باشد، به زیر نیاید و به خانه داخل نشود تا چیزی از آن ببرد، bible_en_fa What shall therefore the lord of the vineyard do? he will come and destroy the husbandmen, and will give the vineyard unto others. و آنکه در مزرعه است، برنگردد تا رخت خود را بردارد. bible_en_fa And have ye not read this scripture; The stone which the builders rejected is become the head of the corner: اما وای بر آبستنان و شیر دهندگان در آن ایام. bible_en_fa This was the Lord's doing, and it is marvellous in our eyes? و دعاکنید که فرار شما در زمستان نشود، bible_en_fa And they sought to lay hold on him, but feared the people: for they knew that he had spoken the parable against them: and they left him, and went their way. زیرا که درآن ایام، چنان مصیبتی خواهد شد که از ابتدای خلقتی که خدا آفرید تاکنون نشده و نخواهد شد. bible_en_fa And they send unto him certain of the Pharisees and of the Herodians, to catch him in his words. و اگر خداوند آن روزها را کوتاه نکردی، هیچ بشری نجات نیافتی. لیکن بجهت برگزیدگانی که انتخاب نموده است، آن ایام را کوتاه ساخت. bible_en_fa And when they were come, they say unto him, Master, we know that thou art true, and carest for no man: for thou regardest not the person of men, but teachest the way of God in truth: Is it lawful to give tribute to Caesar, or not? «پس هرگاه کسی به شما گوید اینک مسیح در اینجاست یا اینک در آنجا، باور مکنید. bible_en_fa Shall we give, or shall we not give? But he, knowing their hypocrisy, said unto them, Why tempt ye me? bring me a penny, that I may see it. زانرو که مسیحان دروغ و انبیای کذبه ظاهرشده، آیات و معجزات از ایشان صادر خواهدشد، بقسمی که اگر ممکن بودی، برگزیدگان را هم گمراه نمودندی. bible_en_fa And they brought it. And he saith unto them, Whose is this image and superscription? And they said unto him, Caesar's. لیکن شما برحذر باشید! bible_en_fa And Jesus answering said unto them, Render to Caesar the things that are Caesar's, and to God the things that are God's. And they marvelled at him. و درآن روزهای بعد از آن مصیبت خورشید تاریک گردد و ماه نور خود را بازگیرد، bible_en_fa Then come unto him the Sadducees, which say there is no resurrection; and they asked him, saying, و ستارگان ازآسمان فرو ریزند و قوای افلاک متزلزل خواهدگشت. bible_en_fa Master, Moses wrote unto us, If a man's brother die, and leave his wife behind him, and leave no children, that his brother should take his wife, and raise up seed unto his brother. آنگاه پسر انسان را بینند که با قوت وجلال عظیم بر ابرها می‌آید. bible_en_fa Now there were seven brethren: and the first took a wife, and dying left no seed. در آن وقت، فرشتگان خود را از جهات اربعه از انتهای زمین تابه اقصای فلک فراهم خواهد آورد. bible_en_fa And the second took her, and died, neither left he any seed: and the third likewise. «الحال از درخت انجیر مثلش را فراگیریدکه چون شاخه‌اش نازک شده، برگ می‌آوردمی دانید که تابستان نزدیک است. bible_en_fa And the seven had her, and left no seed: last of all the woman died also. همچنین شما نیز چون این چیزها را واقع بینید، بدانید که نزدیک بلکه بر در است. bible_en_fa In the resurrection therefore, when they shall rise, whose wife shall she be of them? for the seven had her to wife. هرآینه به شمامی گویم تا جمیع این حوادث واقع نشود، این فرقه نخواهند گذشت. bible_en_fa And Jesus answering said unto them, Do ye not therefore err, because ye know not the scriptures, neither the power of God? آسمان و زمین زایل می‌شود، لیکن کلمات من هرگز زایل نشود. bible_en_fa For when they shall rise from the dead, they neither marry, nor are given in marriage; but are as the angels which are in heaven. ولی از آن روز و ساعت غیر از پدرهیچ‌کس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم. bible_en_fa And as touching the dead, that they rise: have ye not read in the book of Moses, how in the bush God spake unto him, saying, I am the God of Abraham, and the God of Isaac, and the God of Jacob? «پس برحذر و بیدار شده، دعا کنیدزیرا نمی دانید که آن وقت کی می‌شود. bible_en_fa He is not the God of the dead, but the God of the living: ye therefore do greatly err. مثل کسی‌که عازم سفر شده، خانه خود را واگذارد وخادمان خود را قدرت داده، هر یکی را به شغلی خاص مقرر نماید و دربان را امر فرماید که بیداربماند. bible_en_fa And one of the scribes came, and having heard them reasoning together, and perceiving that he had answered them well, asked him, Which is the first commandment of all? پس بیدار باشید زیرا نمی دانید که در چه وقت صاحب‌خانه می‌آید، در شام یا نصف شب یا بانگ خروس یا صبح. bible_en_fa And Jesus answered him, The first of all the commandments is, Hear, O Israel; The Lord our God is one Lord: مبادا ناگهان آمده شما را خفته یابد.اما آنچه به شما می‌گویم، به همه می‌گویم: بیدار باشید!» bible_en_fa And thou shalt love the Lord thy God with all thy heart, and with all thy soul, and with all thy mind, and with all thy strength: this is the first commandment. اما آنچه به شما می‌گویم، به همه می‌گویم: بیدار باشید!» bible_en_fa And the second is like, namely this, Thou shalt love thy neighbour as thyself. There is none other commandment greater than these. و بعد از دو روز، عید فصح و فطیر بودکه روسای کهنه و کاتبان مترصد بودندکه به چه حیله او را دستگیر کرده، به قتل رسانند. bible_en_fa And the scribe said unto him, Well, Master, thou hast said the truth: for there is one God; and there is none other but he: لیکن می‌گفتند: «نه در عید مبادا در قوم اغتشاشی پدید آید.» bible_en_fa And to love him with all the heart, and with all the understanding, and with all the soul, and with all the strength, and to love his neighbour as himself, is more than all whole burnt offerings and sacrifices. و هنگامی که او در بیت عنیا در خانه شمعون ابرص به غذا نشسته بود، زنی با شیشه‌ای از عطرگرانبها از سنبل خالص آمده، شیشه را شکسته، برسر وی ریخت. bible_en_fa And when Jesus saw that he answered discreetly, he said unto him, Thou art not far from the kingdom of God. And no man after that durst ask him any question. و بعضی در خود خشم نموده، گفتند: «چرا این عطر تلف شد؟ bible_en_fa And Jesus answered and said, while he taught in the temple, How say the scribes that Christ is the Son of David? زیرا ممکن بوداین عطر زیادتر از سیصد دینار فروخته، به فقراداده شود.» و آن زن را سرزنش نمودند. bible_en_fa For David himself said by the Holy Ghost, The Lord said to my Lord, Sit thou on my right hand, till I make thine enemies thy footstool. اماعیسی گفت: «او را واگذارید! از برای چه او رازحمت می‌دهید؟ زیرا که با من کاری نیکو کرده است، bible_en_fa David therefore himself calleth him Lord; and whence is he then his son? And the common people heard him gladly. زیرا که فقرا را همیشه با خود دارید وهرگاه بخواهید می‌توانید با ایشان احسان کنید، لیکن مرا با خود دائم ندارید. bible_en_fa And he said unto them in his doctrine, Beware of the scribes, which love to go in long clothing, and love salutations in the marketplaces, آنچه در قوه اوبود کرد، زیرا که جسد مرا بجهت دفن، پیش تدهین کرد. bible_en_fa And the chief seats in the synagogues, and the uppermost rooms at feasts: هرآینه به شما می‌گویم در هر جایی از تمام عالم که به این انجیل موعظه شود، آنچه این زن کرد نیز بجهت یادگاری وی مذکور خواهد شد.» bible_en_fa Which devour widows' houses, and for a pretence make long prayers: these shall receive greater damnation. پس یهودای اسخریوطی که یکی از آن دوازده بود، به نزد روسای کهنه رفت تا او رابدیشان تسلیم کند. bible_en_fa And Jesus sat over against the treasury, and beheld how the people cast money into the treasury: and many that were rich cast in much. ایشان سخن او را شنیده، شاد شدند و بدو وعده دادند که نقدی بدو بدهند. و او در صدد فرصت موافق برای گرفتاری وی برآمد. bible_en_fa And there came a certain poor widow, and she threw in two mites, which make a farthing. و روز اول از عید فطیر که در آن فصح راذبح می‌کردند، شاگردانش به وی گفتند: «کجامی خواهی برویم تدارک بینیم تا فصح رابخوری؟» bible_en_fa And he called unto him his disciples, and saith unto them, Verily I say unto you, That this poor widow hath cast more in, than all they which have cast into the treasury: پس دو نفر از شاگردان خود رافرستاده، بدیشان گفت: «به شهر بروید و شخصی با سبوی آب به شما خواهد برخورد. از عقب وی بروید، bible_en_fa For all they did cast in of their abundance; but she of her want did cast in all that she had, even all her living. و به هرجایی که درآید صاحب‌خانه راگویید: استاد می‌گوید مهمانخانه کجا است تافصح را با شاگردان خود آنجا صرف کنم؟ bible_en_fa And as he went out of the temple, one of his disciples saith unto him, Master, see what manner of stones and what buildings are here! و اوبالاخانه بزرگ مفروش و آماده به شما نشان می‌دهد. آنجا از بهر ما تدارک بینید.» bible_en_fa And Jesus answering said unto him, Seest thou these great buildings? there shall not be left one stone upon another, that shall not be thrown down. شاگردانش روانه شدند و به شهر رفته، چنانکه او فرموده بود، یافتند و فصح را آماده ساختند. bible_en_fa And as he sat upon the mount of Olives over against the temple, Peter and James and John and Andrew asked him privately, شامگاهان با آن دوازده آمد. bible_en_fa Tell us, when shall these things be? and what shall be the sign when all these things shall be fulfilled? و چون نشسته غذا می‌خوردند، عیسی گفت: «هرآینه به شما می‌گویم که، یکی از شما که با من غذامی خورد، مرا تسلیم خواهد کرد.» bible_en_fa And Jesus answering them began to say, Take heed lest any man deceive you: ایشان غمگین گشته، یک یک گفتن گرفتند که آیا من آنم و دیگری که آیا من هستم. bible_en_fa For many shall come in my name, saying, I am Christ; and shall deceive many. او در جواب ایشان گفت: «یکی از دوازده که با من دست در قاب فروبرد! bible_en_fa And when ye shall hear of wars and rumours of wars, be ye not troubled: for such things must needs be; but the end shall not be yet. به درستی که پسر انسان بطوری که درباره او مکتوب است، رحلت می‌کند. لیکن وای بر آن کسی‌که پسر انسان به واسطه او تسلیم شود. او رابهتر می‌بود که تولد نیافتی.» bible_en_fa For nation shall rise against nation, and kingdom against kingdom: and there shall be earthquakes in divers places, and there shall be famines and troubles: these are the beginnings of sorrows. و چون غذا می‌خوردند، عیسی نان راگرفته، برکت داد و پاره کرده، بدیشان داد و گفت: «بگیرید و بخورید که این جسد من است.» bible_en_fa But take heed to yourselves: for they shall deliver you up to councils; and in the synagogues ye shall be beaten: and ye shall be brought before rulers and kings for my sake, for a testimony against them. وپیاله‌ای گرفته، شکر نمود و به ایشان داد و همه ازآن آشامیدند bible_en_fa And the gospel must first be published among all nations. و بدیشان گفت: «این است خون من از عهد جدید که در راه بسیاری ریخته می‌شود. bible_en_fa But when they shall lead you, and deliver you up, take no thought beforehand what ye shall speak, neither do ye premeditate: but whatsoever shall be given you in that hour, that speak ye: for it is not ye that speak, but the Holy Ghost. هرآینه به شما می‌گویم بعد از این ازعصیر انگور نخورم تا آن روزی که در ملکوت خدا آن را تازه بنوشم. bible_en_fa Now the brother shall betray the brother to death, and the father the son; and children shall rise up against their parents, and shall cause them to be put to death. و بعد از خواندن تسبیح، به سوی کوه زیتون بیرون رفتند. bible_en_fa And ye shall be hated of all men for my name's sake: but he that shall endure unto the end, the same shall be saved. عیسی ایشان را گفت: «همانا همه شما امشب در من لغزش خورید، زیرامکتوب است شبان را می‌زنم و گوسفندان پراکنده خواهند شد. bible_en_fa But when ye shall see the abomination of desolation, spoken of by Daniel the prophet, standing where it ought not, (let him that readeth understand,) then let them that be in Judaea flee to the mountains: اما بعد از برخاستنم، پیش از شمابه جلیل خواهم رفت. bible_en_fa And let him that is on the housetop not go down into the house, neither enter therein, to take any thing out of his house: پطرس به وی گفت: «هرگاه همه لغزش خورند، من هرگز نخورم.» bible_en_fa And let him that is in the field not turn back again for to take up his garment. عیسی وی را گفت: «هرآینه به تو می‌گویم که امروز در همین شب، قبل از آنکه خروس دومرتبه بانگ زند، تو سه مرتبه مرا انکار خواهی نمود.» bible_en_fa But woe to them that are with child, and to them that give suck in those days! لیکن او به تاکید زیادتر می‌گفت: «هرگاه مردنم با تو لازم افتد، تو را هرگز انکار نکنم.» ودیگران نیز همچنان گفتند. bible_en_fa And pray ye that your flight be not in the winter. و چون به موضعی که جتسیمانی نام داشت رسیدند، به شاگردان خود گفت: «در اینجابنشینید تا دعا کنم.» bible_en_fa For in those days shall be affliction, such as was not from the beginning of the creation which God created unto this time, neither shall be. و پطرس و یعقوب ویوحنا را همراه برداشته، مضطرب و دلتنگ گردید bible_en_fa And except that the Lord had shortened those days, no flesh should be saved: but for the elect's sake, whom he hath chosen, he hath shortened the days. و بدیشان گفت: «نفس من از حزن، مشرف بر موت شد. اینجا بمانید و بیدار باشید.» bible_en_fa And then if any man shall say to you, Lo, here is Christ; or, lo, he is there; believe him not: و قدری پیشتر رفته، به روی بر زمین افتاد ودعا کرد تا اگر ممکن باشد آن ساعت از او بگذرد. bible_en_fa For false Christs and false prophets shall rise, and shall shew signs and wonders, to seduce, if it were possible, even the elect. پس گفت: «یا ابا پدر، همه‌چیز نزد تو ممکن است. این پیاله را از من بگذران، لیکن نه به خواهش من بلکه به اراده تو.» bible_en_fa But take ye heed: behold, I have foretold you all things. پس چون آمد، ایشان را در خواب دیده، پطرس را گفت: «ای شمعون، در خواب هستی؟ آیا نمی توانستی یک ساعت بیدار باشی؟ bible_en_fa But in those days, after that tribulation, the sun shall be darkened, and the moon shall not give her light, بیدار باشید و دعا کنید تادر آزمایش نیفتید. روح البته راغب است لیکن جسم ناتوان.» bible_en_fa And the stars of heaven shall fall, and the powers that are in heaven shall be shaken. و باز رفته، به همان کلام دعانمود. bible_en_fa And then shall they see the Son of man coming in the clouds with great power and glory. و نیز برگشته، ایشان را در خواب یافت زیرا که چشمان ایشان سنگین شده بود وندانستند او را چه جواب دهند. bible_en_fa And then shall he send his angels, and shall gather together his elect from the four winds, from the uttermost part of the earth to the uttermost part of heaven. و مرتبه سوم آمده، بدیشان گفت: «مابقی را بخوابید واستراحت کنید. کافی است! ساعت رسیده است. اینک پسر انسان به‌دستهای گناهکاران تسلیم می شود. bible_en_fa Now learn a parable of the fig tree; When her branch is yet tender, and putteth forth leaves, ye know that summer is near: برخیزید برویم که اکنون تسلیم‌کننده من نزدیک شد.» bible_en_fa So ye in like manner, when ye shall see these things come to pass, know that it is nigh, even at the doors. در ساعت وقتی که او هنوز سخن می‌گفت، یهودا که یکی از آن دوازده بود، با گروهی بسیار باشمشیرها و چوبها از جانب روسای کهنه و کاتبان و مشایخ آمدند. bible_en_fa Verily I say unto you, that this generation shall not pass, till all these things be done. و تسلیم‌کننده او بدیشان نشانی داده، گفته بود: «هر‌که را ببوسم، همان است. او را بگیرید و با حفظ تمام ببرید.» bible_en_fa Heaven and earth shall pass away: but my words shall not pass away. و درساعت نزد وی شده، گفت: «یا سیدی، یا سیدی.» و وی را بوسید. bible_en_fa But of that day and that hour knoweth no man, no, not the angels which are in heaven, neither the Son, but the Father. ناگاه دستهای خود را بر وی انداخته، گرفتندش. bible_en_fa Take ye heed, watch and pray: for ye know not when the time is. و یکی از حاضرین شمشیر خود را کشیده، بر یکی از غلامان رئیس کهنه زده، گوشش را ببرید. bible_en_fa For the Son of man is as a man taking a far journey, who left his house, and gave authority to his servants, and to every man his work, and commanded the porter to watch. عیسی روی بدیشان کرده، گفت: «گویا بر دزد با شمشیرها وچوبها بجهت گرفتن من بیرون آمدید! bible_en_fa Watch ye therefore: for ye know not when the master of the house cometh, at even, or at midnight, or at the cockcrowing, or in the morning: هر روزدر نزد شما در هیکل تعلیم می‌دادم و مرا نگرفتید. لیکن لازم است که کتب تمام گردد.» bible_en_fa Lest coming suddenly he find you sleeping. آنگاه همه او را واگذارده بگریختند. bible_en_fa And what I say unto you I say unto all, Watch. و یک جوانی باچادری بر بدن برهنه خود پیچیده، از عقب اوروانه شد. چون جوانان او را گرفتند، bible_en_fa After two days was the feast of the passover, and of unleavened bread: and the chief priests and the scribes sought how they might take him by craft, and put him to death. چادر راگذارده، برهنه از دست ایشان گریخت. bible_en_fa But they said, Not on the feast day, lest there be an uproar of the people. و عیسی را نزد رئیس کهنه بردند و جمیع روسای کاهنان و مشایخ و کاتبان بر او جمع گردیدند. bible_en_fa And being in Bethany in the house of Simon the leper, as he sat at meat, there came a woman having an alabaster box of ointment of spikenard very precious; and she brake the box, and poured it on his head. و پطرس از دور در عقب او می‌آمد تا به خانه رئیس کهنه درآمده، با ملازمان بنشست ونزدیک آتش خود را گرم می‌نمود. bible_en_fa And there were some that had indignation within themselves, and said, Why was this waste of the ointment made? و روسای کهنه و جمیع اهل شورا در جستجوی شهادت برعیسی بودند تا او را بکشند و هیچ نیافتند، bible_en_fa For it might have been sold for more than three hundred pence, and have been given to the poor. And they murmured against her. زیراکه هرچند بسیاری بر وی شهادت دروغ می‌دادند، اما شهادت های ایشان موافق نشد. bible_en_fa And Jesus said, Let her alone; why trouble ye her? she hath wrought a good work on me. وبعضی برخاسته شهادت دروغ داده، گفتند: bible_en_fa For ye have the poor with you always, and whensoever ye will ye may do them good: but me ye have not always. «ماشنیدیم که او می‌گفت: من این هیکل ساخته شده به‌دست را خراب می‌کنم و در سه روز، دیگری راناساخته شده به‌دست، بنا می‌کنم.» bible_en_fa She hath done what she could: she is come aforehand to anoint my body to the burying. و در این هم باز شهادت های ایشان موافق نشد. bible_en_fa Verily I say unto you, Wheresoever this gospel shall be preached throughout the whole world, this also that she hath done shall be spoken of for a memorial of her. پس رئیس کهنه از آن میان برخاسته، ازعیسی پرسیده، گفت: «هیچ جواب نمی دهی؟ چه چیز است که اینها در حق تو شهادت می‌دهند؟» bible_en_fa And Judas Iscariot, one of the twelve, went unto the chief priests, to betray him unto them. اما او ساکت مانده، هیچ جواب نداد. باز رئیس کهنه از او سوال نموده، گفت: «آیا تو مسیح پسرخدای متبارک هستی؟» bible_en_fa And when they heard it, they were glad, and promised to give him money. And he sought how he might conveniently betray him. عیسی گفت: «من هستم؛ و پسر انسان را خواهید دید که برطرف راست قوت نشسته، در ابرهای آسمان می‌آید.» bible_en_fa And the first day of unleavened bread, when they killed the passover, his disciples said unto him, Where wilt thou that we go and prepare that thou mayest eat the passover? آنگاه رئیس کهنه جامه خود را چاک زده، گفت: «دیگر‌چه حاجت به شاهدان داریم؟ bible_en_fa And he sendeth forth two of his disciples, and saith unto them, Go ye into the city, and there shall meet you a man bearing a pitcher of water: follow him. کفر او را شنیدید! چه مصلحت می‌دانید؟» پس همه بر او حکم کردند که مستوجب قتل است. bible_en_fa And wheresoever he shall go in, say ye to the goodman of the house, The Master saith, Where is the guestchamber, where I shall eat the passover with my disciples? و بعضی شروع نمودند به آب دهان بروی انداختن و روی او را پوشانیده، او را می‌زدندو می‌گفتند نبوت کن. ملازمان او را می‌زدند. bible_en_fa And he will shew you a large upper room furnished and prepared: there make ready for us. و در وقتی که پطرس در ایوان پایین بود، یکی از کنیزان رئیس کهنه آمد bible_en_fa And his disciples went forth, and came into the city, and found as he had said unto them: and they made ready the passover. و پطرس راچون دید که خود را گرم می‌کند، بر او نگریسته، گفت: «تو نیز با عیسی ناصری می‌بودی؟ bible_en_fa And in the evening he cometh with the twelve. اوانکار نموده، گفت: «نمی دانم و نمی فهمم که توچه می‌گویی!» و چون بیرون به دهلیز خانه رفت، ناگاه خروس بانگ زد. bible_en_fa And as they sat and did eat, Jesus said, Verily I say unto you, One of you which eateth with me shall betray me. و بار دیگر آن کنیزک اورا دیده، به حاضرین گفتن گرفت که «این شخص از آنها است!» bible_en_fa And they began to be sorrowful, and to say unto him one by one, Is it I? and another said, Is it I? او باز انکار کرد. و بعد از زمانی حاضرین بار دیگر به پطرس گفتند: «در حقیقت تو از آنها می‌باشی زیرا که جلیلی نیز هستی ولهجه تو چنان است.» bible_en_fa And he answered and said unto them, It is one of the twelve, that dippeth with me in the dish. پس به لعن کردن و قسم خوردن شروع نمود که «آن شخص را که می‌گویید نمی شناسم.»ناگاه خروس مرتبه دیگر بانگ زد. پس پطرس را به‌خاطر آمد آنچه عیسی بدو گفته بود که «قبل از آنکه خروس دومرتبه بانگ زند، سه مرتبه مرا انکار خواهی نمود.» و چون این را به‌خاطر آورد، بگریست. bible_en_fa The Son of man indeed goeth, as it is written of him: but woe to that man by whom the Son of man is betrayed! good were it for that man if he had never been born. ناگاه خروس مرتبه دیگر بانگ زد. پس پطرس را به‌خاطر آمد آنچه عیسی بدو گفته بود که «قبل از آنکه خروس دومرتبه بانگ زند، سه مرتبه مرا انکار خواهی نمود.» و چون این را به‌خاطر آورد، بگریست. bible_en_fa And as they did eat, Jesus took bread, and blessed, and brake it, and gave to them, and said, Take, eat: this is my body. بامدادان، بی‌درنگ روسای کهنه بامشایخ و کاتبان و تمام اهل شورامشورت نمودند و عیسی را بند نهاده، بردند و به پیلاطس تسلیم کردند. bible_en_fa And he took the cup, and when he had given thanks, he gave it to them: and they all drank of it. پیلاطس از او پرسید: «آیا تو پادشاه یهودهستی؟» او در جواب وی گفت: «تو می‌گویی.» bible_en_fa And he said unto them, This is my blood of the new testament, which is shed for many. و چون روسای کهنه ادعای بسیار بر او می نمودند، bible_en_fa Verily I say unto you, I will drink no more of the fruit of the vine, until that day that I drink it new in the kingdom of God. پیلاطس باز از او سوال کرده، گفت: «هیچ جواب نمی دهی؟ ببین که چقدر بر توشهادت می‌دهند!» bible_en_fa And when they had sung an hymn, they went out into the mount of Olives. اما عیسی باز هیچ جواب نداد، چنانکه پیلاطس متعجب شد. bible_en_fa And Jesus saith unto them, All ye shall be offended because of me this night: for it is written, I will smite the shepherd, and the sheep shall be scattered. و در هر عید یک زندانی، هر‌که رامی خواستند، بجهت ایشان آزاد می‌کرد. bible_en_fa But after that I am risen, I will go before you into Galilee. و برابانامی با شرکای فتنه او که در فتنه خونریزی کرده بودند، در حبس بود. bible_en_fa But Peter said unto him, Although all shall be offended, yet will not I. آنگاه مردم صدازده، شروع کردند به‌خواستن که برحسب عادت با ایشان عمل نماید. bible_en_fa And Jesus saith unto him, Verily I say unto thee, That this day, even in this night, before the cock crow twice, thou shalt deny me thrice. پیلاطس درجواب ایشان گفت: «آیا می‌خواهید پادشاه یهود را برای شما آزاد کنم؟» bible_en_fa But he spake the more vehemently, If I should die with thee, I will not deny thee in any wise. Likewise also said they all. زیرا یافته بودکه روسای کهنه او را از راه حسد تسلیم کرده بودند. bible_en_fa And they came to a place which was named Gethsemane: and he saith to his disciples, Sit ye here, while I shall pray. اما روسای کهنه مردم را تحریض کرده بودند که بلکه برابا را برای ایشان رهاکند. bible_en_fa And he taketh with him Peter and James and John, and began to be sore amazed, and to be very heavy; پیلاطس باز ایشان را در جواب گفت: «پس چه می‌خواهید بکنم با آن کس که پادشاه یهودش می‌گویید؟» bible_en_fa And saith unto them, My soul is exceeding sorrowful unto death: tarry ye here, and watch. ایشان بار دیگر فریادکردند که «او را مصلوب کن!» bible_en_fa And he went forward a little, and fell on the ground, and prayed that, if it were possible, the hour might pass from him. پیلاطس بدیشان گفت: «چرا؟ چه بدی کرده است؟» ایشان بیشتر فریاد برآوردند که «او را مصلوب کن.» bible_en_fa And he said, Abba, Father, all things are possible unto thee; take away this cup from me: nevertheless not what I will, but what thou wilt. پس پیلاطس چون خواست که مردم راخشنود گرداند، برابا را برای ایشان آزاد کرد وعیسی را تازیانه زده، تسلیم نمود تا مصلوب شود. bible_en_fa And he cometh, and findeth them sleeping, and saith unto Peter, Simon, sleepest thou? couldest not thou watch one hour? آنگاه سپاهیان او را به‌سرایی که دارالولایه است برده، تمام فوج را فراهم آوردند bible_en_fa Watch ye and pray, lest ye enter into temptation. The spirit truly is ready, but the flesh is weak. وجامه‌ای قرمز بر او پوشانیدند و تاجی از خاربافته، بر سرش گذاردند bible_en_fa And again he went away, and prayed, and spake the same words. و او را سلام کردن گرفتند که «سلام‌ای پادشاه یهود!» bible_en_fa And when he returned, he found them asleep again, (for their eyes were heavy,) neither wist they what to answer him. و نی بر سراو زدند و آب دهان بر وی انداخته و زانو زده، بدو تعظیم می‌نمودند. bible_en_fa And he cometh the third time, and saith unto them, Sleep on now, and take your rest: it is enough, the hour is come; behold, the Son of man is betrayed into the hands of sinners. و چون او را استهزاکرده بودند، لباس قرمز را از وی کنده جامه خودش را پوشانیدند و او را بیرون بردند تامصلوبش سازند. bible_en_fa Rise up, let us go; lo, he that betrayeth me is at hand. و راهگذری را شمعون نام، از اهل قیروان که از بلوکات می‌آمد، و پدر اسکندر و رفس بود، مجبور ساختند که صلیب او را بردارد. bible_en_fa And immediately, while he yet spake, cometh Judas, one of the twelve, and with him a great multitude with swords and staves, from the chief priests and the scribes and the elders. پس اورا به موضعی که جلجتا نام داشت یعنی محل کاسه سر بردند bible_en_fa And he that betrayed him had given them a token, saying, Whomsoever I shall kiss, that same is he; take him, and lead him away safely. و شراب مخلوط به مر به وی دادند تا بنوشد لیکن قبول نکرد. bible_en_fa And as soon as he was come, he goeth straightway to him, and saith, Master, master; and kissed him. و چون او رامصلوب کردند، لباس او را تقسیم نموده، قرعه برآن افکندند تا هر کس چه برد. bible_en_fa And they laid their hands on him, and took him. و ساعت سوم بود که اورا مصلوب کردند. bible_en_fa And one of them that stood by drew a sword, and smote a servant of the high priest, and cut off his ear. و تقصیر نامه وی این نوشته شد: «پادشاه یهود.» bible_en_fa And Jesus answered and said unto them, Are ye come out, as against a thief, with swords and with staves to take me? و با وی دو دزد را یکی از دست راست و دیگری از دست چپ مصلوب کردند. bible_en_fa I was daily with you in the temple teaching, and ye took me not: but the scriptures must be fulfilled. پس تمام گشت آن نوشته‌ای که می‌گوید: «ازخطاکاران محسوب گشت.» bible_en_fa And they all forsook him, and fled. و راهگذاران او رادشنام داده و سر خود را جنبانیده، می‌گفتند: «هان‌ای کسی‌که هیکل را خراب می‌کنی و در سه روز آن را بنا می‌کنی، bible_en_fa And there followed him a certain young man, having a linen cloth cast about his naked body; and the young men laid hold on him: از صلیب به زیرآمده، خود را برهان!» bible_en_fa And he left the linen cloth, and fled from them naked. و همچنین روسای کهنه و کاتبان استهزاکنان با یکدیگر می‌گفتند؛ «دیگران را نجات داد و نمی تواند خود را نجات دهد. bible_en_fa And they led Jesus away to the high priest: and with him were assembled all the chief priests and the elders and the scribes. مسیح، پادشاه اسرائیل، الان از صلیب نزول کند تا ببینیم و ایمان آوریم.» و آنانی که با وی مصلوب شدند او را دشنام می‌دادند. bible_en_fa And Peter followed him afar off, even into the palace of the high priest: and he sat with the servants, and warmed himself at the fire. و چون ساعت ششم رسید تا ساعت نهم تاریکی تمام زمین را فرو گرفت. bible_en_fa And the chief priests and all the council sought for witness against Jesus to put him to death; and found none. و در ساعت نهم، عیسی به آواز بلند ندا کرده، گفت: «ایلوئی ایلوئی، لما سبقتنی؟» یعنی «الهی الهی چرا مراواگذاردی؟» bible_en_fa For many bare false witness against him, but their witness agreed not together. و بعضی از حاضرین چون شنیدند گفتند: «الیاس را می‌خواند.» bible_en_fa And there arose certain, and bare false witness against him, saying, پس شخصی دویده، اسفنجی را از سرکه پر کرد و برسر نی نهاده، بدو نوشانید و گفت: «بگذارید ببینیم مگر الیاس بیاید تا او را پایین آورد.» bible_en_fa We heard him say, I will destroy this temple that is made with hands, and within three days I will build another made without hands. پس عیسی آوازی بلند برآورده، جان بداد. bible_en_fa But neither so did their witness agree together. آنگاه پرده هیکل از سر تا پا دوپاره شد. bible_en_fa And the high priest stood up in the midst, and asked Jesus, saying, Answerest thou nothing? what is it which these witness against thee? و چون یوزباشی که مقابل وی ایستاده بود، دید که بدینطور صدا زده، روح را سپرد، گفت؛ «فی الواقع این مرد، پسر خدا بود.» bible_en_fa But he held his peace, and answered nothing. Again the high priest asked him, and said unto him, Art thou the Christ, the Son of the Blessed? و زنی چند از دور نظر می‌کردند که ازآنجمله مریم مجدلیه بود و مریم مادر یعقوب کوچک و مادر یوشا و سالومه، bible_en_fa And Jesus said, I am: and ye shall see the Son of man sitting on the right hand of power, and coming in the clouds of heaven. که هنگام بودن او در جلیل پیروی و خدمت او می‌کردند. و دیگرزنان بسیاری که به اورشلیم آمده بودند. bible_en_fa Then the high priest rent his clothes, and saith, What need we any further witnesses? و چون شام شد، از آن جهت روز تهیه یعنی روز قبل از سبت بود، bible_en_fa Ye have heard the blasphemy: what think ye? And they all condemned him to be guilty of death. یوسف نامی ازاهل رامه که مرد شریف از اعضای شورا و نیزمنتظر ملکوت خدا بود آمد و جرات کرده نزدپیلاطس رفت و جسد عیسی را طلب نمود. bible_en_fa And some began to spit on him, and to cover his face, and to buffet him, and to say unto him, Prophesy: and the servants did strike him with the palms of their hands. پیلاطس تعجب کرد که بدین زودی فوت شده باشد، پس یوزباشی را طلبیده، از او پرسید که «آیاچندی گذشته وفات نموده است؟» bible_en_fa And as Peter was beneath in the palace, there cometh one of the maids of the high priest: چون ازیوزباشی دریافت کرد، بدن را به یوسف ارزانی داشت. bible_en_fa And when she saw Peter warming himself, she looked upon him, and said, And thou also wast with Jesus of Nazareth. پس کتانی خریده، آن را از صلیب به زیر آورد و به آن کتان کفن کرده، در قبری که ازسنگ تراشیده بود نهاد و سنگی بر سر قبرغلطانید.و مریم مجدلیه و مریم مادر یوشادیدند که کجا گذاشته شد. bible_en_fa But he denied, saying, I know not, neither understand I what thou sayest. And he went out into the porch; and the cock crew. و مریم مجدلیه و مریم مادر یوشادیدند که کجا گذاشته شد. bible_en_fa And a maid saw him again, and began to say to them that stood by, This is one of them. پس چون سبت گذشته بود، مریم مجدلیه و مریم مادر یعقوب و سالومه حنوط خریده، آمدند تا او را تدهین کنند. bible_en_fa And he denied it again. And a little after, they that stood by said again to Peter, Surely thou art one of them: for thou art a Galilaean, and thy speech agreeth thereto. وصبح روز یکشنبه را بسیار زود وقت طلوع آفتاب بر سر قبر‌آمدند. bible_en_fa But he began to curse and to swear, saying, I know not this man of whom ye speak. و با یکدیگر می‌گفتند: «کیست که سنگ را برای ما از سر قبر بغلطاند؟» bible_en_fa And the second time the cock crew. And Peter called to mind the word that Jesus said unto him, Before the cock crow twice, thou shalt deny me thrice. And when he thought thereon, he wept. چون نگریستند، دیدند که سنگ غلطانیده شده است زیرا بسیار بزرگ بود. bible_en_fa And straightway in the morning the chief priests held a consultation with the elders and scribes and the whole council, and bound Jesus, and carried him away, and delivered him to Pilate. و چون به قبر درآمدند، جوانی را که جامه‌ای سفید دربرداشت بر جانب راست نشسته دیدند. پس متحیر شدند. bible_en_fa And Pilate asked him, Art thou the King of the Jews? And he answering said unto him, Thou sayest it. اوبدیشان گفت: «ترسان مباشید! عیسی ناصری مصلوب را می‌طلبید؟ او برخاسته است! در اینجانیست. آن موضعی را که او را نهاده بودند، ملاحظه کنید. bible_en_fa And the chief priests accused him of many things: but he answered nothing. لیکن رفته، شاگردان او و پطرس را اطلاع دهید که پیش از شما به جلیل می‌رود. اورا در آنجا خواهید دید، چنانکه به شما فرموده بود.» bible_en_fa And Pilate asked him again, saying, Answerest thou nothing? behold how many things they witness against thee. پس بزودی بیرون شده از قبر گریختندزیرا لرزه و حیرت ایشان را فرو گرفته بود و به کسی هیچ نگفتند زیرا می‌ترسیدند. bible_en_fa But Jesus yet answered nothing; so that Pilate marvelled. و صبحگاهان، روز اول هفته چون برخاسته بود، نخستین به مریم مجدلیه که از او هفت دیوبیرون کرده بود ظاهر شد. bible_en_fa Now at that feast he released unto them one prisoner, whomsoever they desired. و او رفته اصحاب اورا که گریه و ماتم می‌کردند خبر داد. bible_en_fa And there was one named Barabbas, which lay bound with them that had made insurrection with him, who had committed murder in the insurrection. و ایشان چون شنیدند که زنده گشته و بدو ظاهر شده بود، باور نکردند. bible_en_fa And the multitude crying aloud began to desire him to do as he had ever done unto them. و بعد از آن به صورت دیگر به دو نفر ازایشان در هنگامی که به دهات می‌رفتند، هویداگردید. bible_en_fa But Pilate answered them, saying, Will ye that I release unto you the King of the Jews? ایشان رفته، دیگران را خبر دادند، لیکن ایشان را نیز تصدیق ننمودند. bible_en_fa For he knew that the chief priests had delivered him for envy. و بعد از آن بدان یازده هنگامی که به غذانشسته بودند ظاهر شد و ایشان را به‌سبب بی‌ایمانی و سخت دلی ایشان توبیخ نمود زیرا به آنانی که او را برخاسته دیده بودند، تصدیق ننمودند. bible_en_fa But the chief priests moved the people, that he should rather release Barabbas unto them. پس بدیشان گفت: «در تمام عالم بروید وجمیع خلایق را به انجیل موعظه کنید. bible_en_fa And Pilate answered and said again unto them, What will ye then that I shall do unto him whom ye call the King of the Jews? هر‌که ایمان آورده، تعمید یابد نجات یابد و اما هر‌که ایمان نیاورد بر او حکم خواهد شد. bible_en_fa And they cried out again, Crucify him. و این آیات همراه ایمانداران خواهد بود که به نام من دیوها را بیرون کنند و به زبانهای تازه حرف زنند bible_en_fa Then Pilate said unto them, Why, what evil hath he done? And they cried out the more exceedingly, Crucify him. و مارها را بردارند و اگر زهر قاتلی بخورندضرری بدیشان نرساند و هرگاه دستها بر مریضان گذارند شفا خواهند یافت.»و خداوند بعد از آنکه به ایشان سخن گفته بود، به سوی آسمان مرتفع شده، به‌دست راست خدا بنشست. bible_en_fa And so Pilate, willing to content the people, released Barabbas unto them, and delivered Jesus, when he had scourged him, to be crucified. و خداوند بعد از آنکه به ایشان سخن گفته بود، به سوی آسمان مرتفع شده، به‌دست راست خدا بنشست. bible_en_fa And the soldiers led him away into the hall, called Praetorium; and they call together the whole band. از آنجهت که بسیاری دست خود را درازکردند به سوی تالیف حکایت آن اموری که نزد ما به اتمام رسید، bible_en_fa And they clothed him with purple, and platted a crown of thorns, and put it about his head, چنانچه آنانی که از ابتدانظارگان و خادمان کلام بودند به ما رسانیدند، bible_en_fa And began to salute him, Hail, King of the Jews! من نیز مصلحت چنان دیدم که همه را من البدایه به تدقیق در‌پی رفته، به ترتیب به تو بنویسم‌ای تیوفلس عزیز، bible_en_fa And they smote him on the head with a reed, and did spit upon him, and bowing their knees worshipped him. تا صحت آن کلامی که در آن تعلیم یافته‌ای دریابی. bible_en_fa And when they had mocked him, they took off the purple from him, and put his own clothes on him, and led him out to crucify him. در ایام هیرودیس پادشاه یهودیه، کاهنی زکریا نام از فرقه ابیا بود که زن او از دختران هارون بود و الیصابات نام داشت. bible_en_fa And they compel one Simon a Cyrenian, who passed by, coming out of the country, the father of Alexander and Rufus, to bear his cross. و هر دو در حضورخدا صالح و به جمیع احکام و فرایض خداوند، بی‌عیب سالک بودند. bible_en_fa And they bring him unto the place Golgotha, which is, being interpreted, The place of a skull. و ایشان را فرزندی نبودزیرا که الیصابات نازاد بود و هر دو دیرینه سال بودند. bible_en_fa And they gave him to drink wine mingled with myrrh: but he received it not. و واقع شد که چون به نوبت فرقه خود درحضور خدا کهانت می‌کرد، bible_en_fa And when they had crucified him, they parted his garments, casting lots upon them, what every man should take. حسب عادت کهانت، نوبت او شد که به قدس خداوند درآمده، بخور بسوزاند. bible_en_fa And it was the third hour, and they crucified him. و در وقت بخور، تمام جماعت قوم بیرون عبادت می‌کردند. bible_en_fa And the superscription of his accusation was written over, THE KING OF THE JEWS. ناگاه فرشته خداوند به طرف راست مذبح بخور ایستاده، بر وی ظاهر گشت. bible_en_fa And with him they crucify two thieves; the one on his right hand, and the other on his left. چون زکریااو را دید، در حیرت افتاده، ترس بر او مستولی شد. bible_en_fa And the scripture was fulfilled, which saith, And he was numbered with the transgressors. فرشته بدو گفت: «ای زکریا ترسان مباش، زیرا که دعای تو مستجاب گردیده است وزوجه ات الیصابات برای تو پسری خواهد زاییدو او را یحیی خواهی نامید. bible_en_fa And they that passed by railed on him, wagging their heads, and saying, Ah, thou that destroyest the temple, and buildest it in three days, و تو را خوشی وشادی رخ خواهد نمود و بسیاری از ولادت اومسرور خواهند شد. bible_en_fa Save thyself, and come down from the cross. زیرا که در حضورخداوند بزرگ خواهد بود و شراب و مسکری نخواهد نوشید و از شکم مادر خود، پر ازروح‌القدس خواهد بود. bible_en_fa Likewise also the chief priests mocking said among themselves with the scribes, He saved others; himself he cannot save. و بسیاری ازبنی‌اسرائیل را، به سوی خداوند خدای ایشان خواهد برگردانید. bible_en_fa Let Christ the King of Israel descend now from the cross, that we may see and believe. And they that were crucified with him reviled him. و او به روح و قوت الیاس پیش روی وی خواهد خرامید، تا دلهای پدران رابه طرف پسران و نافرمانان را به حکمت عادلان بگرداند تا قومی مستعد برای خدا مهیا سازد.» bible_en_fa And when the sixth hour was come, there was darkness over the whole land until the ninth hour. زکریا به فرشته گفت: «این را چگونه بدانم وحال آنکه من پیر هستم و زوجه‌ام دیرینه سال است؟» bible_en_fa And at the ninth hour Jesus cried with a loud voice, saying, Eloi, Eloi, lama sabachthani? which is, being interpreted, My God, my God, why hast thou forsaken me? فرشته در جواب وی گفت: «من جبرائیل هستم که در حضور خدا می‌ایستم وفرستاده شدم تا به تو سخن گویم و از این امور تورا مژده دهم. bible_en_fa And some of them that stood by, when they heard it, said, Behold, he calleth Elias. و الحال تا این امور واقع نگردد، گنگ شده یارای حرف زدن نخواهی داشت، زیراسخن های مرا که در وقت خود به وقوع خواهدپیوست، باور نکردی.» bible_en_fa And one ran and filled a spunge full of vinegar, and put it on a reed, and gave him to drink, saying, Let alone; let us see whether Elias will come to take him down. و جماعت منتظر زکریامی بودند و از طول توقف او در قدس متعجب شدند. bible_en_fa And Jesus cried with a loud voice, and gave up the ghost. اما چون بیرون آمده نتوانست با ایشان حرف زند، پس فهمیدند که در قدس رویایی دیده است، پس به سوی ایشان اشاره می‌کرد و ساکت ماند. bible_en_fa And the veil of the temple was rent in twain from the top to the bottom. و چون ایام خدمت او به اتمام رسید، به خانه خود رفت. bible_en_fa And when the centurion, which stood over against him, saw that he so cried out, and gave up the ghost, he said, Truly this man was the Son of God. و بعد از آن روزها، زن او الیصابات حامله شده، مدت پنج ماه خود را پنهان نمود و گفت: bible_en_fa There were also women looking on afar off: among whom was Mary Magdalene, and Mary the mother of James the less and of Joses, and Salome; «به اینطور خداوند به من عمل نمود درروزهایی که مرا منظور داشت، تا ننگ مرا از نظرمردم بردارد.» bible_en_fa (Who also, when he was in Galilee, followed him, and ministered unto him;) and many other women which came up with him unto Jerusalem. و در ماه ششم جبرائیل فرشته از جانب خدا به بلدی از جلیل که ناصره نام داشت، فرستاده شد. bible_en_fa And now when the even was come, because it was the preparation, that is, the day before the sabbath, نزد باکره‌ای نامزد مردی مسمی به یوسف از خاندان داود و نام آن باکره مریم بود. bible_en_fa Joseph of Arimathaea, and honourable counseller, which also waited for the kingdom of God, came, and went in boldly unto Pilate, and craved the body of Jesus. پس فرشته نزد او داخل شده، گفت: «سلام برتو‌ای نعمت رسیده، خداوند با توست و تو درمیان زنان مبارک هستی.» bible_en_fa And Pilate marvelled if he were already dead: and calling unto him the centurion, he asked him whether he had been any while dead. چون او را دید، ازسخن او مضطرب شده، متفکر شد که این چه نوع تحیت است. bible_en_fa And when he knew it of the centurion, he gave the body to Joseph. فرشته بدو گفت: «ای مریم ترسان مباش زیرا که نزد خدا نعمت یافته‌ای. bible_en_fa And he bought fine linen, and took him down, and wrapped him in the linen, and laid him in a sepulchre which was hewn out of a rock, and rolled a stone unto the door of the sepulchre. واینک حامله شده، پسری خواهی زایید و او راعیسی خواهی نامید. bible_en_fa And Mary Magdalene and Mary the mother of Joses beheld where he was laid. او بزرگ خواهد بود و به پسر حضرت اعلی، مسمی شود، و خداوند خداتخت پدرش داود را بدو عطا خواهد فرمود. bible_en_fa And when the sabbath was past, Mary Magdalene, and Mary the mother of James, and Salome, had bought sweet spices, that they might come and anoint him. واو بر خاندان یعقوب تا به ابد پادشاهی خواهد کردو سلطنت او را نهایت نخواهد بود.» bible_en_fa And very early in the morning the first day of the week, they came unto the sepulchre at the rising of the sun. مریم به فرشته گفت: «این چگونه می‌شود وحال آنکه مردی را نشناخته‌ام؟» bible_en_fa And they said among themselves, Who shall roll us away the stone from the door of the sepulchre? فرشته درجواب وی گفت: «روح‌القدس بر تو خواهد آمد وقوت حضرت اعلی بر تو سایه خواهد افکند، از آنجهت آن مولود مقدس، پسر خدا خوانده خواهد شد. bible_en_fa And when they looked, they saw that the stone was rolled away: for it was very great. و اینک الیصابات از خویشان تونیز در‌پیری به پسری حامله شده و این ماه ششم است، مر او را که نازاد می‌خواندند. bible_en_fa And entering into the sepulchre, they saw a young man sitting on the right side, clothed in a long white garment; and they were affrighted. زیرا نزدخدا هیچ امری محال نیست.» bible_en_fa And he saith unto them, Be not affrighted: Ye seek Jesus of Nazareth, which was crucified: he is risen; he is not here: behold the place where they laid him. مریم گفت: «اینک کنیز خداوندم. مرا برحسب سخن تو واقع شود.» پس فرشته از نزد او رفت. bible_en_fa But go your way, tell his disciples and Peter that he goeth before you into Galilee: there shall ye see him, as he said unto you. در آن روزها، مریم برخاست و به بلدی ازکوهستان یهودیه بشتاب رفت. bible_en_fa And they went out quickly, and fled from the sepulchre; for they trembled and were amazed: neither said they any thing to any man; for they were afraid. و به خانه زکریادرآمده، به الیصابات سلام کرد. bible_en_fa Now when Jesus was risen early the first day of the week, he appeared first to Mary Magdalene, out of whom he had cast seven devils. و چون الیصابات سلام مریم را شنید، بچه در رحم او به حرکت آمد و الیصابات به روح‌القدس پر شده، bible_en_fa And she went and told them that had been with him, as they mourned and wept. به آواز بلند صدا زده گفت: «تو در میان زنان مبارک هستی و مبارک است ثمره رحم تو. bible_en_fa And they, when they had heard that he was alive, and had been seen of her, believed not. و ازکجا این به من رسید که مادر خداوند من، به نزد من آید؟ bible_en_fa After that he appeared in another form unto two of them, as they walked, and went into the country. زیرا اینک چون آواز سلام تو گوش زدمن شد، بچه از خوشی در رحم من به حرکت آمد. bible_en_fa And they went and told it unto the residue: neither believed they them. و خوشابحال او که ایمان آورد، زیرا که آنچه از جانب خداوند به وی گفته شد، به انجام خواهدرسید.» bible_en_fa Afterward he appeared unto the eleven as they sat at meat, and upbraided them with their unbelief and hardness of heart, because they believed not them which had seen him after he was risen. پس مریم گفت: «جان من خداوند راتمجید می‌کند، bible_en_fa And he said unto them, Go ye into all the world, and preach the gospel to every creature. و روح من به رهاننده من خدابوجد آمد، bible_en_fa He that believeth and is baptized shall be saved; but he that believeth not shall be damned. زیرا بر‌حقارت کنیز خود نظرافکند. زیرا هان از کنون تمامی طبقات مراخوشحال خواهند خواند، bible_en_fa And these signs shall follow them that believe; In my name shall they cast out devils; they shall speak with new tongues; زیرا آن قادر، به من کارهای عظیم کرده و نام او قدوس است، bible_en_fa They shall take up serpents; and if they drink any deadly thing, it shall not hurt them; they shall lay hands on the sick, and they shall recover. ورحمت او نسلا بعد نسل است. بر آنانی که از او می ترسند. bible_en_fa So then after the Lord had spoken unto them, he was received up into heaven, and sat on the right hand of God. به بازوی خود، قدرت را ظاهرفرمود و متکبران را به خیال دل ایشان پراکنده ساخت. bible_en_fa And they went forth, and preached everywhere, the Lord working with them, and confirming the word with signs following. Amen. جباران را از تختها به زیر افکند. وفروتنان را سرافراز گردانید. bible_en_fa Forasmuch as many have taken in hand to set forth in order a declaration of those things which are most surely believed among us, گرسنگان را به چیزهای نیکو سیر فرمود و دولتمندان راتهیدست رد نمود. bible_en_fa Even as they delivered them unto us, which from the beginning were eyewitnesses, and ministers of the word; بنده خود اسرائیل را یاری کرد، به یادگاری رحمانیت خویش، bible_en_fa It seemed good to me also, having had perfect understanding of all things from the very first, to write unto thee in order, most excellent Theophilus, چنانکه به اجداد ما گفته بود، به ابراهیم و به ذریت او تاابدالاباد.» bible_en_fa That thou mightest know the certainty of those things, wherein thou hast been instructed. و مریم قریب به سه ماه نزد وی ماند. پس به خانه خود مراجعت کرد. bible_en_fa There was in the days of Herod, the king of Judaea, a certain priest named Zacharias, of the course of Abia: and his wife was of the daughters of Aaron, and her name was Elisabeth. اما چون الیصابات را وقت وضع حمل رسید، پسری بزاد. bible_en_fa And they were both righteous before God, walking in all the commandments and ordinances of the Lord blameless. و همسایگان و خویشان اوچون شنیدند که خداوند رحمت عظیمی بر وی کرده، با او شادی کردند. bible_en_fa And they had no child, because that Elisabeth was barren, and they both were now well stricken in years. و واقع شد در روزهشتم چون برای ختنه طفل آمدند، که نام پدرش زکریا را بر او می‌نهادند. bible_en_fa And it came to pass, that while he executed the priest's office before God in the order of his course, اما مادرش ملتفت شده، گفت: «نی بلکه به یحیی نامیده می‌شود.» bible_en_fa According to the custom of the priest's office, his lot was to burn incense when he went into the temple of the Lord. به وی گفتند: «از قبیله تو هیچ‌کس این اسم راندارد.» bible_en_fa And the whole multitude of the people were praying without at the time of incense. پس به پدرش اشاره کردند که «او را چه نام خواهی نهاد؟» bible_en_fa And there appeared unto him an angel of the Lord standing on the right side of the altar of incense. او تخته‌ای خواسته بنوشت که «نام او یحیی است» و همه متعجب شدند. bible_en_fa And when Zacharias saw him, he was troubled, and fear fell upon him. در ساعت، دهان و زبان او باز گشته، به حمدخدا متکلم شد. bible_en_fa But the angel said unto him, Fear not, Zacharias: for thy prayer is heard; and thy wife Elisabeth shall bear thee a son, and thou shalt call his name John. پس بر تمامی همسایگان ایشان، خوف مستولی گشت و جمیع این وقایع در همه کوهستان یهودیه شهرت یافت. bible_en_fa And thou shalt have joy and gladness; and many shall rejoice at his birth. و هرکه شنید، در خاطر خود تفکر نموده، گفت: «این چه نوع طفل خواهد بود؟» و دست خداوند با وی می بود. bible_en_fa For he shall be great in the sight of the Lord, and shall drink neither wine nor strong drink; and he shall be filled with the Holy Ghost, even from his mother's womb. و پدرش زکریا از روح‌القدس پر شده نبوت نموده، گفت: bible_en_fa And many of the children of Israel shall he turn to the Lord their God. «خداوند خدای اسرائیل متبارک باد، زیرا از قوم خود تفقد نموده، برای ایشان فدایی قرار داد. bible_en_fa And he shall go before him in the spirit and power of Elias, to turn the hearts of the fathers to the children, and the disobedient to the wisdom of the just; to make ready a people prepared for the Lord. و شاخ نجاتی برای مابرافراشت، در خانه بنده خود داود. bible_en_fa And Zacharias said unto the angel, Whereby shall I know this? for I am an old man, and my wife well stricken in years. چنانچه به زبان مقدسین گفت که از بدو عالم انبیای اومی بودند، bible_en_fa And the angel answering said unto him, I am Gabriel, that stand in the presence of God; and am sent to speak unto thee, and to shew thee these glad tidings. رهایی از دشمنان ما و از دست آنانی که از ما نفرت دارند، bible_en_fa And, behold, thou shalt be dumb, and not able to speak, until the day that these things shall be performed, because thou believest not my words, which shall be fulfilled in their season. تا رحمت را برپدران ما به‌جا آرد و عهد مقدس خود را تذکرفرماید. bible_en_fa And the people waited for Zacharias, and marvelled that he tarried so long in the temple. سوگندی که برای پدر ما ابراهیم یادکرد، bible_en_fa And when he came out, he could not speak unto them: and they perceived that he had seen a vision in the temple: for he beckoned unto them, and remained speechless. که ما را فیض عطا فرماید، تا از دست دشمنان خود رهایی یافته، او را بی‌خوف عبادت کنیم. bible_en_fa And it came to pass, that, as soon as the days of his ministration were accomplished, he departed to his own house. در حضور او به قدوسیت و عدالت، درتمامی روزهای عمر خود. bible_en_fa And after those days his wife Elisabeth conceived, and hid herself five months, saying, و تو‌ای طفل نبی حضرت اعلی خوانده خواهی شد، زیرا پیش روی خداوند خواهی خرامید، تا طرق او را مهیاسازی، bible_en_fa Thus hath the Lord dealt with me in the days wherein he looked on me, to take away my reproach among men. تا قوم او را معرفت نجات دهی، درآمرزش گناهان ایشان. bible_en_fa And in the sixth month the angel Gabriel was sent from God unto a city of Galilee, named Nazareth, به احشای رحمت خدای ما که به آن سپیده از عالم اعلی از ما تفقدنمود، bible_en_fa To a virgin espoused to a man whose name was Joseph, of the house of David; and the virgin's name was Mary. تا ساکنان در ظلمت و ظل موت را نوردهد. و پایهای ما را به طریق سلامتی هدایت نماید.»پس طفل نمو کرده، در روح قوی می‌گشت. و تا روز ظهور خود برای اسرائیل، دربیابان بسر می‌برد. bible_en_fa And the angel came in unto her, and said, Hail, thou that art highly favoured, the Lord is with thee: blessed art thou among women. پس طفل نمو کرده، در روح قوی می‌گشت. و تا روز ظهور خود برای اسرائیل، دربیابان بسر می‌برد. bible_en_fa And when she saw him, she was troubled at his saying, and cast in her mind what manner of salutation this should be. و در آن ایام حکمی از اوغسطس قیصرصادر گشت که تمام ربع مسکون را اسم نویسی کنند. bible_en_fa And the angel said unto her, Fear not, Mary: for thou hast found favour with God. و این اسم نویسی اول شد، هنگامی که کیرینیوس والی سوریه بود. bible_en_fa And, behold, thou shalt conceive in thy womb, and bring forth a son, and shalt call his name JESUS. پس همه مردم هر یک به شهر خود برای اسم نویسی می‌رفتند. bible_en_fa He shall be great, and shall be called the Son of the Highest: and the Lord God shall give unto him the throne of his father David: و یوسف نیز از جلیل از بلده ناصره به یهودیه به شهر داود که بیت لحم نام داشت، رفت. زیرا که او از خاندان و آل داود بود. bible_en_fa And he shall reign over the house of Jacob for ever; and of his kingdom there shall be no end. تا نام او بامریم که نامزد او بود و نزدیک به زاییدن بود، ثبت گردد. bible_en_fa Then said Mary unto the angel, How shall this be, seeing I know not a man? و وقتی که ایشان در آنجا بودند، هنگام وضع حمل او رسیده، bible_en_fa And the angel answered and said unto her, The Holy Ghost shall come upon thee, and the power of the Highest shall overshadow thee: therefore also that holy thing which shall be born of thee shall be called the Son of God. پسر نخستین خود رازایید. و او را در قنداقه پیچیده، در آخورخوابانید. زیرا که برای ایشان در منزل جای نبود. bible_en_fa And, behold, thy cousin Elisabeth, she hath also conceived a son in her old age: and this is the sixth month with her, who was called barren. و در آن نواحی، شبانان در صحرا بسرمی بردند و در شب پاسبانی گله های خویش می‌کردند. bible_en_fa For with God nothing shall be impossible. ناگاه فرشته خداوند بر ایشان ظاهرشد و کبریایی خداوند بر گرد ایشان تابید و بغایت ترسان گشتند. bible_en_fa And Mary said, Behold the handmaid of the Lord; be it unto me according to thy word. And the angel departed from her. فرشته ایشان را گفت: «مترسید، زیرا اینک بشارت خوشی عظیم به شما می‌دهم که برای جمیع قوم خواهد بود. bible_en_fa And Mary arose in those days, and went into the hill country with haste, into a city of Juda; که امروز برای شما در شهر داود، نجات‌دهنده‌ای که مسیح خداوند باشد متولد شد. bible_en_fa And entered into the house of Zacharias, and saluted Elisabeth. و علامت برای شمااین است که طفلی در قنداقه پیچیده و در آخورخوابیده خواهید یافت.» bible_en_fa And it came to pass, that, when Elisabeth heard the salutation of Mary, the babe leaped in her womb; and Elisabeth was filled with the Holy Ghost: در همان حال فوجی از لشکر آسمانی با فرشته حاضر شده، خدا راتسبیح‌کنان می‌گفتند: bible_en_fa And she spake out with a loud voice, and said, Blessed art thou among women, and blessed is the fruit of thy womb. «خدا را در اعلی علیین جلال و بر زمین سلامتی و در میان مردم رضامندی باد.» bible_en_fa And whence is this to me, that the mother of my Lord should come to me? و چون فرشتگان از نزد ایشان به آسمان رفتند، شبانان با یکدیگر گفتند: «الان به بیت لحم برویم و این چیزی را که واقع شده و خداوند آن را به ما اعلام نموده است ببینیم.» bible_en_fa For, lo, as soon as the voice of thy salutation sounded in mine ears, the babe leaped in my womb for joy. پس به شتاب رفته، مریم و یوسف و آن طفل رادر آخور خوابیده یافتند. bible_en_fa And blessed is she that believed: for there shall be a performance of those things which were told her from the Lord. چون این را دیدند، آن سخنی را که درباره طفل بدیشان گفته شده بود، شهرت دادند. bible_en_fa And Mary said, My soul doth magnify the Lord, و هر‌که می‌شنید از آنچه شبانان بدیشان گفتند، تعجب می‌نمود. bible_en_fa And my spirit hath rejoiced in God my Saviour. امامریم در دل خود متفکر شده، این همه سخنان رانگاه می‌داشت. bible_en_fa For he hath regarded the low estate of his handmaiden: for, behold, from henceforth all generations shall call me blessed. و شبانان خدا را تمجید وحمدکنان برگشتند، به‌سبب همه آن اموری که دیده و شنیده بودند چنانکه به ایشان گفته شده بود. bible_en_fa For he that is mighty hath done to me great things; and holy is his name. و چون روز هشتم، وقت ختنه طفل رسید، او را عیسی نام نهادند، چنانکه فرشته قبل از قرارگرفتن او در رحم، او را نامیده بود. bible_en_fa And his mercy is on them that fear him from generation to generation. و چون ایام تطهیر ایشان برحسب شریعت موسی رسید، او رابه اورشلیم بردند تا به خداوند بگذرانند. bible_en_fa He hath shewed strength with his arm; he hath scattered the proud in the imagination of their hearts. چنانکه در شریعت خداوند مکتوب است که هر ذکوری که رحم را گشاید، مقدس خداوندخوانده شود. bible_en_fa He hath put down the mighty from their seats, and exalted them of low degree. و تا قربانی گذرانند، چنانکه درشریعت خداوند مقرر است، یعنی جفت فاخته‌ای یا دو جوجه کبوتر. bible_en_fa He hath filled the hungry with good things; and the rich he hath sent empty away. و اینک شخصی شمعون نام در اورشلیم بود که مرد صالح و متقی و منتظر تسلی اسرائیل بود و روح‌القدس بر وی بود. bible_en_fa He hath holpen his servant Israel, in remembrance of his mercy; و از روح‌القدس بدو وحی رسیده بود که، تا مسیح خداوند را نبینی موت را نخواهی دید. bible_en_fa As he spake to our fathers, to Abraham, and to his seed for ever. پس به راهنمایی روح، به هیکل درآمد وچون والدینش آن طفل یعنی عیسی را آوردند تا رسوم شریعت را بجهت او بعمل آورند، bible_en_fa And Mary abode with her about three months, and returned to her own house. او رادر آغوش خود کشیده و خدا را متبارک خوانده، گفت: bible_en_fa Now Elisabeth's full time came that she should be delivered; and she brought forth a son. «الحال‌ای خداوند بنده خود را رخصت می‌دهی، به سلامتی برحسب کلام خود. bible_en_fa And her neighbours and her cousins heard how the Lord had shewed great mercy upon her; and they rejoiced with her. زیراکه چشمان من نجات تو را دیده است، bible_en_fa And it came to pass, that on the eighth day they came to circumcise the child; and they called him Zacharias, after the name of his father. که آن راپیش روی جمیع امت‌ها مهیا ساختی. bible_en_fa And his mother answered and said, Not so; but he shall be called John. نوری که کشف حجاب برای امت‌ها کند و قوم تواسرائیل را جلال بود.» bible_en_fa And they said unto her, There is none of thy kindred that is called by this name. و یوسف و مادرش ازآنچه درباره او گفته شد، تعجب نمودند. bible_en_fa And they made signs to his father, how he would have him called. پس شمعون ایشان را برکت داده، به مادرش مریم گفت: «اینک این طفل قرار داده شد، برای افتادن وبرخاستن بسیاری از آل اسرائیل و برای آیتی که به خلاف آن خواهند گفت. bible_en_fa And he asked for a writing table, and wrote, saying, His name is John. And they marvelled all. و در قلب تو نیزشمشیری فرو خواهد رفت، تا افکار قلوب بسیاری مکشوف شود.» bible_en_fa And his mouth was opened immediately, and his tongue loosed, and he spake, and praised God. و زنی نبیه بود، حنا نام، دختر فنوئیل ازسبط اشیر بسیار سالخورده، که از زمان بکارت هفت سال با شوهر بسر برده بود. bible_en_fa And fear came on all that dwelt round about them: and all these sayings were noised abroad throughout all the hill country of Judaea. و قریب به هشتاد و چهار سال بود که او بیوه گشته ازهیکل جدا نمی شد، بلکه شبانه‌روز به روزه ومناجات در عبادت مشغول می‌بود. bible_en_fa And all they that heard them laid them up in their hearts, saying, What manner of child shall this be! And the hand of the Lord was with him. او درهمان ساعت در‌آمده، خدا را شکر نمود ودرباره او به همه منتظرین نجات در اورشلیم، تکلم نمود. bible_en_fa And his father Zacharias was filled with the Holy Ghost, and prophesied, saying, و چون تمامی رسوم شریعت خداوند را به پایان برده بودند، به شهر خود ناصره جلیل مراجعت کردند. bible_en_fa Blessed be the Lord God of Israel; for he hath visited and redeemed his people, و طفل نمو کرده، به روح قوی می‌گشت و از حکمت پر شده، فیض خدا بروی می‌بود. bible_en_fa And hath raised up an horn of salvation for us in the house of his servant David; و والدین او هر ساله بجهت عید فصح، به اورشلیم می‌رفتند. bible_en_fa As he spake by the mouth of his holy prophets, which have been since the world began: و چون دوازده ساله شد، موافق رسم عید، به اورشلیم آمدند. bible_en_fa That we should be saved from our enemies, and from the hand of all that hate us; وچون روزها را تمام کرده مراجعت می‌نمودند، آن طفل یعنی عیسی، در اورشلیم توقف نمودو یوسف و مادرش نمی دانستند. bible_en_fa To perform the mercy promised to our fathers, and to remember his holy covenant; بلکه چون گمان می‌بردند که او در قافله است، سفریکروزه کردند و او را در میان خویشان وآشنایان خود می‌جستند. bible_en_fa The oath which he sware to our father Abraham, و چون او را نیافتند، در طلب او به اورشلیم برگشتند. bible_en_fa That he would grant unto us, that we being delivered out of the hand of our enemies might serve him without fear, و بعد ازسه روز، او را در هیکل یافتند که در میان معلمان نشسته، سخنان ایشان را می‌شنود و ازایشان سوال همی کرد. bible_en_fa In holiness and righteousness before him, all the days of our life. و هر‌که سخن او رامی شنید، از فهم و جوابهای او متحیرمی گشت. bible_en_fa And thou, child, shalt be called the prophet of the Highest: for thou shalt go before the face of the Lord to prepare his ways; چون ایشان او را دیدند، مضطرب شدند. پس مادرش به وی گفت: «ای فرزند چرا با ماچنین کردی؟ اینک پدرت و من غمناک گشته تو را جستجو می‌کردیم.» bible_en_fa To give knowledge of salvation unto his people by the remission of their sins, او به ایشان گفت: «از بهر‌چه مرا طلب می‌کردید، مگرندانسته‌اید که باید من در امور پدر خود باشم؟» bible_en_fa Through the tender mercy of our God; whereby the dayspring from on high hath visited us, ولی آن سخنی را که بدیشان گفت، نفهمیدند. bible_en_fa To give light to them that sit in darkness and in the shadow of death, to guide our feet into the way of peace. پس با ایشان روانه شده، به ناصره آمد و مطیع ایشان می‌بود و مادر او تمامی این امور را درخاطر خود نگاه می‌داشت.و عیسی درحکمت و قامت و رضامندی نزد خدا و مردم ترقی می‌کرد. bible_en_fa And the child grew, and waxed strong in spirit, and was in the deserts till the day of his shewing unto Israel. و عیسی درحکمت و قامت و رضامندی نزد خدا و مردم ترقی می‌کرد. bible_en_fa And it came to pass in those days, that there went out a decree from Caesar Augustus, that all the world should be taxed. و در سال پانزدهم از سلطنت طیباریوس قیصر، در وقتی که پنطیوس پیلاطس، والی یهودیه بود و هیرودیس، تیترارک جلیل وبرادرش فیلپس تیترارک ایطوریه تراخونیتس ولیسانیوس تیترارک آبلیه bible_en_fa (And this taxing was first made when Cyrenius was governor of Syria.) و حنا و قیافا روسای کهنه بودند، کلام خدا به یحیی ابن زکریا در بیابان نازل شده، bible_en_fa And all went to be taxed, every one into his own city. به تمامی حوالی اردن آمده، به تعمیدتوبه بجهت آمرزش گناهان موعظه می‌کرد. bible_en_fa And Joseph also went up from Galilee, out of the city of Nazareth, into Judaea, unto the city of David, which is called Bethlehem; (because he was of the house and lineage of David:) چنانچه مکتوب است در صحیفه کلمات اشعیای نبی که می‌گوید: «صدای ندا کننده‌ای دربیابان که راه خداوند را مهیا سازید و طرق او راراست نمایید. bible_en_fa To be taxed with Mary his espoused wife, being great with child. هر وادی انباشته و هر کوه و تلی پست و هر کجی راست و هر راه ناهموار صاف خواهد شد bible_en_fa And so it was, that, while they were there, the days were accomplished that she should be delivered. و تمامی بشر نجات خدا را خواهنددید.» bible_en_fa And she brought forth her firstborn son, and wrapped him in swaddling clothes, and laid him in a manger; because there was no room for them in the inn. آنگاه به آن جماعتی که برای تعمید وی بیرون می‌آمدند، گفت: «ای افعی‌زادگان، که شمارا نشان داد که از غضب آینده بگریزید؟ bible_en_fa And there were in the same country shepherds abiding in the field, keeping watch over their flock by night. پس ثمرات مناسب توبه بیاورید و در خاطر خود این سخن را راه مدهید که ابراهیم پدر ماست، زیرا به شما می‌گویم خدا قادر است که از این سنگها، فرزندان برای ابراهیم برانگیزاند. bible_en_fa And, lo, the angel of the Lord came upon them, and the glory of the Lord shone round about them: and they were sore afraid. و الان نیز تیشه بر ریشه درختان نهاده شده است، پس هر درختی که میوه نیکو نیاورد، بریده و در آتش افکنده می‌شود.» bible_en_fa And the angel said unto them, Fear not: for, behold, I bring you good tidings of great joy, which shall be to all people. پس مردم از وی سوال نموده گفتند: «چه کنیم؟» bible_en_fa For unto you is born this day in the city of David a Saviour, which is Christ the Lord. او در جواب ایشان گفت: «هر‌که دوجامه دارد، به آنکه ندارد بدهد. و هرکه خوراک دارد نیز چنین کند.» bible_en_fa And this shall be a sign unto you; Ye shall find the babe wrapped in swaddling clothes, lying in a manger. و باجگیران نیز برای تعمید آمده، بدو گفتند: «ای استاد چه کنیم؟» bible_en_fa And suddenly there was with the angel a multitude of the heavenly host praising God, and saying, بدیشان گفت: «زیادتر از آنچه مقرر است، مگیرید.» bible_en_fa Glory to God in the highest, and on earth peace, good will toward men. سپاهیان نیز از او پرسیده، گفتند: «ماچه کنیم؟» به ایشان گفت: «بر کسی ظلم مکنید وبر هیچ‌کس افترا مزنید و به مواجب خود اکتفاکنید.» bible_en_fa And it came to pass, as the angels were gone away from them into heaven, the shepherds said one to another, Let us now go even unto Bethlehem, and see this thing which is come to pass, which the Lord hath made known unto us. و هنگامی که قوم مترصد می‌بودند و همه در خاطر خود درباره یحیی تفکر می‌نمودندکه این مسیح است یا نه، bible_en_fa And they came with haste, and found Mary, and Joseph, and the babe lying in a manger. یحیی به همه متوجه شده گفت: «من شما را به آب تعمیدمی دهم، لیکن شخصی تواناتر از من می‌آید که لیاقت آن ندارم که بند نعلین او را باز کنم. اوشما را به روح‌القدس و آتش تعمید خواهد داد. bible_en_fa And when they had seen it, they made known abroad the saying which was told them concerning this child. او غربال خود را به‌دست خود دارد وخرمن خویش را پاک کرده، گندم را در انبارخود ذخیره خواهد نمود و کاه را در آتشی که خاموشی نمی پذیرد خواهد سوزانید.» bible_en_fa And all they that heard it wondered at those things which were told them by the shepherds. وبه نصایح بسیار دیگر، قوم را بشارت می‌داد. bible_en_fa But Mary kept all these things, and pondered them in her heart. اما هیرودیس تیترارک چون به‌سبب هیرودیا، زن برادر او فیلپس و سایر بدیهایی که هیرودیس کرده بود از وی توبیخ یافت، bible_en_fa And the shepherds returned, glorifying and praising God for all the things that they had heard and seen, as it was told unto them. این رانیز بر همه افزود که یحیی را در زندان حبس نمود. bible_en_fa And when eight days were accomplished for the circumcising of the child, his name was called JESUS, which was so named of the angel before he was conceived in the womb. اما چون تمامی قوم تعمید یافته بودند وعیسی هم تعمید گرفته دعا می‌کرد، آسمان شکافته شد bible_en_fa And when the days of her purification according to the law of Moses were accomplished, they brought him to Jerusalem, to present him to the Lord; و روح‌القدس به هیات جسمانی، مانند کبوتری بر او نازل شد. و آوازی از آسمان در‌رسید که تو پسر حبیب من هستی که به توخشنودم. bible_en_fa (As it is written in the law of the Lord, Every male that openeth the womb shall be called holy to the Lord;) و خود عیسی وقتی که شروع کرد، قریب به سی ساله بود. و حسب گمان خلق، پسر یوسف ابن هالی bible_en_fa And to offer a sacrifice according to that which is said in the law of the Lord, A pair of turtledoves, or two young pigeons. ابن متات، بن لاوی، بن ملکی، بن ینا، بن یوسف، bible_en_fa And, behold, there was a man in Jerusalem, whose name was Simeon; and the same man was just and devout, waiting for the consolation of Israel: and the Holy Ghost was upon him. ابن متاتیا، بن آموس، بن ناحوم، بن حسلی، بن نجی، bible_en_fa And it was revealed unto him by the Holy Ghost, that he should not see death, before he had seen the Lord's Christ. ابن مات، بن متاتیا، بن شمعی، بن یوسف، بن یهودا، bible_en_fa And he came by the Spirit into the temple: and when the parents brought in the child Jesus, to do for him after the custom of the law, ابن یوحنا، بن ریسا، بن زروبابل، بن سالتیئیل، بن نیری، bible_en_fa Then took he him up in his arms, and blessed God, and said, ابن ملکی، بن ادی، بن قوسام، بن ایلمودام، بن عیر، bible_en_fa Lord, now lettest thou thy servant depart in peace, according to thy word: ابن یوسی، بن ایلعاذر، بن یوریم، بن متات، بن لاوی، bible_en_fa For mine eyes have seen thy salvation, ابن شمعون، بن یهودا، بن یوسف، بن یونان، بن ایلیاقیم، bible_en_fa Which thou hast prepared before the face of all people; ابن ملیا، بن مینان، بن متاتا بن ناتان، بن داود، bible_en_fa A light to lighten the Gentiles, and the glory of thy people Israel. ابن یسی، بن عوبید، بن بوعز، بن شلمون، بن نحشون، bible_en_fa And Joseph and his mother marvelled at those things which were spoken of him. ابن عمیناداب، بن ارام، بن حصرون، بن فارص، بن یهودا، bible_en_fa And Simeon blessed them, and said unto Mary his mother, Behold, this child is set for the fall and rising again of many in Israel; and for a sign which shall be spoken against; ابن یعقوب، بن اسحق، بن ابراهیم، بن تارح، بن ناحور، bible_en_fa (Yea, a sword shall pierce through thy own soul also,) that the thoughts of many hearts may be revealed. ابن سروج، بن رعور، بن فالج، بن عابر، بن صالح، bible_en_fa And there was one Anna, a prophetess, the daughter of Phanuel, of the tribe of Aser: she was of a great age, and had lived with an husband seven years from her virginity; ابن قینان، بن ارفکشاد، بن سام، بن نوح، بن لامک، bible_en_fa And she was a widow of about fourscore and four years, which departed not from the temple, but served God with fastings and prayers night and day. ابن متوشالح، بن خنوخ، بن یارد، بن مهللئیل، بن قینان،ابن انوش، بن شیث، بن آدم، بن الله. bible_en_fa And she coming in that instant gave thanks likewise unto the Lord, and spake of him to all them that looked for redemption in Jerusalem. ابن انوش، بن شیث، بن آدم، بن الله. bible_en_fa And when they had performed all things according to the law of the Lord, they returned into Galilee, to their own city Nazareth. اما عیسی پر از روح‌القدس بوده، از اردن مراجعت کرد و روح او را به بیابان برد. bible_en_fa And the child grew, and waxed strong in spirit, filled with wisdom: and the grace of God was upon him. ومدت چهل روز ابلیس او را تجربه می‌نمود و درآن ایام چیزی نخورد. چون تمام شد، آخر گرسنه گردید. bible_en_fa Now his parents went to Jerusalem every year at the feast of the passover. و ابلیس بدو گفت: «اگر پسر خدا هستی، این سنگ را بگو تا نان گردد.» bible_en_fa And when he was twelve years old, they went up to Jerusalem after the custom of the feast. عیسی در جواب وی گفت: «مکتوب است که انسان به نان فقط زیست نمی کند، بلکه به هر کلمه خدا.» bible_en_fa And when they had fulfilled the days, as they returned, the child Jesus tarried behind in Jerusalem; and Joseph and his mother knew not of it. پس ابلیس او رابه کوهی بلند برده، تمامی ممالک جهان را درلحظه‌ای بدو نشان داد. bible_en_fa But they, supposing him to have been in the company, went a day's journey; and they sought him among their kinsfolk and acquaintance. و ابلیس بدو گفت: «جمیع این قدرت و حشمت آنها را به تو می‌دهم، زیرا که به من سپرده شده است و به هر‌که می‌خواهم می‌بخشم. bible_en_fa And when they found him not, they turned back again to Jerusalem, seeking him. پس اگر تو پیش من سجده کنی، همه از آن تو خواهد شد.» bible_en_fa And it came to pass, that after three days they found him in the temple, sitting in the midst of the doctors, both hearing them, and asking them questions. عیسی در جواب او گفت: «ای شیطان، مکتوب است، خداوند خدای خود را پرستش کن و غیر او راعبادت منما.» bible_en_fa And all that heard him were astonished at his understanding and answers. پس او را به اورشلیم برده، برکنگره هیکل قرار داد و بدو گفت: «اگر پسر خداهستی، خود را از اینجا به زیر انداز. bible_en_fa And when they saw him, they were amazed: and his mother said unto him, Son, why hast thou thus dealt with us? behold, thy father and I have sought thee sorrowing. زیرامکتوب است که فرشتگان خود را درباره تو حکم فرماید تا تو را محافظت کنند. bible_en_fa And he said unto them, How is it that ye sought me? wist ye not that I must be about my Father's business? و تو را به‌دستهای خود بردارند، مبادا پایت به سنگی خورد.» bible_en_fa And they understood not the saying which he spake unto them. عیسی در جواب وی گفت که «گفته شده است، خداوند خدای خود را تجربه مکن.» bible_en_fa And he went down with them, and came to Nazareth, and was subject unto them: but his mother kept all these sayings in her heart. و چون ابلیس جمیع تجربه را به اتمام رسانید، تا مدتی از او جدا شد. bible_en_fa And Jesus increased in wisdom and stature, and in favour with God and man. و عیسی به قوت روح، به جلیل برگشت وخبر او در تمامی آن نواحی شهرت یافت. bible_en_fa Now in the fifteenth year of the reign of Tiberius Caesar, Pontius Pilate being governor of Judaea, and Herod being tetrarch of Galilee, and his brother Philip tetrarch of Ituraea and of the region of Trachonitis, and Lysanias the tetrarch of Abilene, و اودر کنایس ایشان تعلیم می‌داد و همه او را تعظیم می‌کردند. bible_en_fa Annas and Caiaphas being the high priests, the word of God came unto John the son of Zacharias in the wilderness. و به ناصره جایی که پرورش یافته بود، رسید و بحسب دستور خود در روز سبت به کنیسه درآمده، برای تلاوت برخاست. bible_en_fa And he came into all the country about Jordan, preaching the baptism of repentance for the remission of sins; آنگاه صحیفه اشعیا نبی را بدو دادند و چون کتاب راگشود، موضعی را یافت که مکتوب است bible_en_fa As it is written in the book of the words of Esaias the prophet, saying, The voice of one crying in the wilderness, Prepare ye the way of the Lord, make his paths straight. «روح خداوند بر من است، زیرا که مرا مسح کرد تا فقیران را بشارت دهم و مرا فرستاد، تاشکسته دلان را شفا بخشم و اسیران را به رستگاری و کوران را به بینایی، موعظه کنم و تاکوبیدگان را، آزاد سازم، bible_en_fa Every valley shall be filled, and every mountain and hill shall be brought low; and the crooked shall be made straight, and the rough ways shall be made smooth; و از سال پسندیده خداوند موعظه کنم.» bible_en_fa And all flesh shall see the salvation of God. پس کتاب را به هم پیچیده، به خادم سپرد وبنشست و چشمان همه اهل کنیسه بر وی دوخته می‌بود. bible_en_fa Then said he to the multitude that came forth to be baptized of him, O generation of vipers, who hath warned you to flee from the wrath to come? آنگاه بدیشان شروع به گفتن کرد که «امروز این نوشته در گوشهای شما تمام شد.» bible_en_fa Bring forth therefore fruits worthy of repentance, and begin not to say within yourselves, We have Abraham to our father: for I say unto you, That God is able of these stones to raise up children unto Abraham. و همه بر وی شهادت دادند و از سخنان فیض آمیزی که از دهانش صادر می‌شد، تعجب نموده، گفتند: «مگر این پسر یوسف نیست؟» bible_en_fa And now also the axe is laid unto the root of the trees: every tree therefore which bringeth not forth good fruit is hewn down, and cast into the fire. بدیشان گفت: «هرآینه این مثل را به من خواهیدگفت، ای طبیب خود را شفا بده. آنچه شنیده‌ایم که در کفرناحوم از تو صادر شد، اینجا نیز در وطن خویش بنما.» bible_en_fa And the people asked him, saying, What shall we do then? و گفت: «هرآینه به شمامی گویم که هیچ نبی در وطن خویش مقبول نباشد. bible_en_fa He answereth and saith unto them, He that hath two coats, let him impart to him that hath none; and he that hath meat, let him do likewise. و به تحقیق شما را می‌گویم که بسا بیوه‌زنان در اسرائیل بودند، در ایام الیاس، وقتی که آسمان مدت سه سال و شش ماه بسته ماند، چنانکه قحطی عظیم در تمامی زمین پدید آمد، bible_en_fa Then came also publicans to be baptized, and said unto him, Master, what shall we do? و الیاس نزد هیچ کدام از ایشان فرستاده نشد، مگر نزد بیوه‌زنی در صرفه صیدون. bible_en_fa And he said unto them, Exact no more than that which is appointed you. و بساابرصان در اسرائیل بودند، در ایام الیشع نبی واحدی از ایشان طاهر نگشت، جز نعمان سریانی.» bible_en_fa And the soldiers likewise demanded of him, saying, And what shall we do? And he said unto them, Do violence to no man, neither accuse any falsely; and be content with your wages. پس تمام اهل کنیسه چون این سخنان راشنیدند، پر از خشم گشتند. bible_en_fa And as the people were in expectation, and all men mused in their hearts of John, whether he were the Christ, or not; و برخاسته او را ازشهر بیرون کردند و بر قله کوهی که قریه ایشان برآن بنا شده بود بردند، تا او را به زیر افکنند. bible_en_fa John answered, saying unto them all, I indeed baptize you with water; but one mightier than I cometh, the latchet of whose shoes I am not worthy to unloose: he shall baptize you with the Holy Ghost and with fire: ولی از میان ایشان گذشته، برفت. bible_en_fa Whose fan is in his hand, and he will throughly purge his floor, and will gather the wheat into his garner; but the chaff he will burn with fire unquenchable. و به کفرناحوم شهری از جلیل فرود شده، در روزهای سبت، ایشان را تعلیم می‌داد. bible_en_fa And many other things in his exhortation preached he unto the people. و ازتعلیم او در حیرت افتادند، زیرا که کلام او باقدرت می‌بود. bible_en_fa But Herod the tetrarch, being reproved by him for Herodias his brother Philip's wife, and for all the evils which Herod had done, و در کنیسه مردی بود، که روح دیو خبیث داشت و به آواز بلند فریادکنان می‌گفت: bible_en_fa Added yet this above all, that he shut up John in prison. «آه‌ای عیسی ناصری، ما را با تو چه‌کار است، آیا آمده‌ای تا ما را هلاک سازی؟ تو را می شناسم کیستی، ای قدوس خدا.» bible_en_fa Now when all the people were baptized, it came to pass, that Jesus also being baptized, and praying, the heaven was opened, پس عیسی او را نهیب داده، فرمود: «خاموش باش و ازوی بیرون آی.» در ساعت دیو او را در میان انداخته، از او بیرون شد و هیچ آسیبی بدونرسانید. bible_en_fa And the Holy Ghost descended in a bodily shape like a dove upon him, and a voice came from heaven, which said, Thou art my beloved Son; in thee I am well pleased. پس حیرت بر همه ایشان مستولی گشت و یکدیگر را مخاطب ساخته، گفتند: «این چه سخن است که این شخص با قدرت و قوت، ارواح پلید را امر می‌کند و بیرون می‌آیند!» bible_en_fa And Jesus himself began to be about thirty years of age, being (as was supposed) the son of Joseph, which was the son of Heli, وشهرت او در هر موضعی از آن حوالی، پهن شد. bible_en_fa Which was the son of Matthat, which was the son of Levi, which was the son of Melchi, which was the son of Janna, which was the son of Joseph, و از کنیسه برخاسته، به خانه شمعون درآمد. و مادر‌زن شمعون را تب شدیدی عارض شده بود، برای او از وی التماس کردند. bible_en_fa Which was the son of Mattathias, which was the son of Amos, which was the son of Naum, which was the son of Esli, which was the son of Nagge, پس برسر وی آمده، تب را نهیب داده، تب از او زایل شد. در ساعت برخاسته، به خدمتگذاری ایشان مشغول شد. bible_en_fa Which was the son of Maath, which was the son of Mattathias, which was the son of Semei, which was the son of Joseph, which was the son of Juda, و چون آفتاب غروب می‌کرد، همه آنانی که اشخاص مبتلا به انواع مرضها داشتند، ایشان را نزد وی آوردند و به هر یکی از ایشان دست گذارده، شفا داد. bible_en_fa Which was the son of Joanna, which was the son of Rhesa, which was the son of Zorobabel, which was the son of Salathiel, which was the son of Neri, و دیوها نیز از بسیاری بیرون می‌رفتند و صیحه زنان می‌گفتند که «تو مسیح پسرخدا هستی.» ولی ایشان را قدغن کرده، نگذاشت که حرف زنند، زیرا که دانستند او مسیح است. bible_en_fa Which was the son of Melchi, which was the son of Addi, which was the son of Cosam, which was the son of Elmodam, which was the son of Er, و چون روز شد، روانه شده به مکانی ویران رفت و گروهی کثیر در جستجوی او آمده، نزدش رسیدند و او را باز می‌داشتند که از نزد ایشان نرود. bible_en_fa Which was the son of Jose, which was the son of Eliezer, which was the son of Jorim, which was the son of Matthat, which was the son of Levi, به ایشان گفت: «مرا لازم است که به شهرهای دیگر نیز به ملکوت خدا بشارت دهم، زیرا که برای همین کار فرستاده شده‌ام.»پس در کنایس جلیل موعظه می‌نمود. bible_en_fa Which was the son of Simeon, which was the son of Juda, which was the son of Joseph, which was the son of Jonan, which was the son of Eliakim, پس در کنایس جلیل موعظه می‌نمود. bible_en_fa Which was the son of Melea, which was the son of Menan, which was the son of Mattatha, which was the son of Nathan, which was the son of David, و هنگامی که گروهی بر وی ازدحام می نمودند تا کلام خدا را بشنوند، او به کناردریاچه جنیسارت ایستاده بود. bible_en_fa Which was the son of Jesse, which was the son of Obed, which was the son of Booz, which was the son of Salmon, which was the son of Naasson, و دو زورق رادر کنار دریاچه ایستاده دید که صیادان از آنهابیرون آمده، دامهای خود را شست و شومی نمودند. bible_en_fa Which was the son of Aminadab, which was the son of Aram, which was the son of Esrom, which was the son of Phares, which was the son of Juda, پس به یکی از آن دو زورق که مال شمعون بود سوار شده، از او درخواست نمود که از خشکی اندکی دور ببرد. پس در زورق نشسته، مردم را تعلیم می‌داد. bible_en_fa Which was the son of Jacob, which was the son of Isaac, which was the son of Abraham, which was the son of Thara, which was the son of Nachor, و چون از سخن‌گفتن فارغ شد، به شمعون گفت: «به میانه دریاچه بران و دامهای خود رابرای شکار بیندازید.» bible_en_fa Which was the son of Saruch, which was the son of Ragau, which was the son of Phalec, which was the son of Heber, which was the son of Sala, شمعون در جواب وی گفت: «ای استاد، تمام شب را رنج برده چیزی نگرفتیم، لیکن به حکم تو، دام را خواهیم انداخت.» bible_en_fa Which was the son of Cainan, which was the son of Arphaxad, which was the son of Sem, which was the son of Noe, which was the son of Lamech, و چون چنین کردند، مقداری کثیر ازماهی صید کردند، چنانکه نزدیک بود دام ایشان گسسته شود. bible_en_fa Which was the son of Mathusala, which was the son of Enoch, which was the son of Jared, which was the son of Maleleel, which was the son of Cainan, و به رفقای خود که در زورق دیگربودند اشاره کردند که آمده ایشان را امداد کنند. پس آمده هر دو زورق را پر کردند بقسمی که نزدیک بود غرق شوند. bible_en_fa Which was the son of Enos, which was the son of Seth, which was the son of Adam, which was the son of God. شمعون پطرس چون این را بدید، بر پایهای عیسی افتاده، گفت: «ای خداوند از من دور شو زیرا مردی گناهکارم.» bible_en_fa And Jesus being full of the Holy Ghost returned from Jordan, and was led by the Spirit into the wilderness, چونکه به‌سبب صیدماهی که کرده بودند، دهشت بر او و همه رفقای وی مستولی شده بود. bible_en_fa Being forty days tempted of the devil. And in those days he did eat nothing: and when they were ended, he afterward hungered. و هم چنین نیز بریعقوب و یوحنا پسران زبدی که شریک شمعون بودند. عیسی به شمعون گفت: «مترس. پس از این مردم را صید خواهی کرد.» bible_en_fa And the devil said unto him, If thou be the Son of God, command this stone that it be made bread. پس چون زورقهارا به کنار آوردند همه را ترک کرده، از عقب اوروانه شدند. bible_en_fa And Jesus answered him, saying, It is written, That man shall not live by bread alone, but by every word of God. و چون او در شهری از شهرها بود ناگاه مردی پر از برص آمده، چون عیسی را بدید، به روی در‌افتاد و از او درخواست کرده، گفت: «خداوندا، اگر خواهی می‌توانی مرا طاهرسازی.» bible_en_fa And the devil, taking him up into an high mountain, shewed unto him all the kingdoms of the world in a moment of time. پس او دست آورده، وی را لمس نمود و گفت: «می‌خواهم. طاهر شو.» که فور برص از او زایل شد. bible_en_fa And the devil said unto him, All this power will I give thee, and the glory of them: for that is delivered unto me; and to whomsoever I will I give it. و او را قدغن کرد که «هیچ‌کس را خبر مده، بلکه رفته خود را به کاهن بنما و هدیه‌ای بجهت طهارت خود، بطوری که موسی فرموده است، بگذران تا بجهت ایشان شهادتی شود.» bible_en_fa If thou therefore wilt worship me, all shall be thine. لیکن خبر او بیشتر شهرت یافت و گروهی بسیار جمع شدند تا کلام او رابشنوند و از مرضهای خود شفا یابند، bible_en_fa And Jesus answered and said unto him, Get thee behind me, Satan: for it is written, Thou shalt worship the Lord thy God, and him only shalt thou serve. و او به ویرانه‌ها عزلت جسته، به عبادت مشغول شد. bible_en_fa And he brought him to Jerusalem, and set him on a pinnacle of the temple, and said unto him, If thou be the Son of God, cast thyself down from hence: روزی از روزها واقع شد که او تعلیم می‌دادو فریسیان و فقها که از همه بلدان جلیل و یهودیه و اورشلیم آمده، نشسته بودند وقوت خداوندبرای شفای ایشان صادر می‌شد، bible_en_fa For it is written, He shall give his angels charge over thee, to keep thee: که ناگاه چندنفر شخصی مفلوج را بر بستری آوردند ومی خواستند او را داخل کنند تا پیش روی وی بگذارند. bible_en_fa And in their hands they shall bear thee up, lest at any time thou dash thy foot against a stone. و چون به‌سبب انبوهی مردم راهی نیافتند که او را به خانه درآورند بر پشت بام رفته، او را با تختش از میان سفالها در وسط پیش عیسی گذاردند. bible_en_fa And Jesus answering said unto him, It is said, Thou shalt not tempt the Lord thy God. چون او ایمان ایشان را دید، به وی گفت: «ای مرد، گناهان تو آمرزیده شد.» bible_en_fa And when the devil had ended all the temptation, he departed from him for a season. آنگاه کاتبان و فریسیان در خاطر خود تفکرنموده، گفتن گرفتند: «این کیست که کفر می‌گوید. جز خدا و بس کیست که بتواند گناهان رابیامرزد؟» bible_en_fa And Jesus returned in the power of the Spirit into Galilee: and there went out a fame of him through all the region round about. عیسی افکار ایشان را درک نموده، در جواب ایشان گفت: «چرا در خاطر خود تفکرمی کنید؟ bible_en_fa And he taught in their synagogues, being glorified of all. کدام سهلتر است، گفتن اینکه گناهان تو آمرزیده شد، یا گفتن اینکه برخیز و بخرام؟ bible_en_fa And he came to Nazareth, where he had been brought up: and, as his custom was, he went into the synagogue on the sabbath day, and stood up for to read. لیکن تا بدانید که پسر انسان را استطاعت آمرزیدن گناهان بر روی زمین هست، مفلوج راگفت، تو را می‌گویم برخیز و بستر خود رابرداشته، به خانه خود برو.» bible_en_fa And there was delivered unto him the book of the prophet Esaias. And when he had opened the book, he found the place where it was written, در ساعت برخاسته، پیش ایشان آنچه بر آن خوابیده بودبرداشت و به خانه خود خدا را حمدکنان روانه شد. bible_en_fa The Spirit of the Lord is upon me, because he hath anointed me to preach the gospel to the poor; he hath sent me to heal the brokenhearted, to preach deliverance to the captives, and recovering of sight to the blind, to set at liberty them that are bruised, و حیرت همه را فرو گرفت و خدا راتمجید می‌نمودند و خوف بر ایشان مستولی شده، گفتند: «امروز چیزهای عجیب دیدیم.» bible_en_fa To preach the acceptable year of the Lord. از آن پس بیرون رفته، باجگیری را که لاوی نام داشت، بر باجگاه نشسته دید. او را گفت: «از عقب من بیا.» bible_en_fa And he closed the book, and he gave it again to the minister, and sat down. And the eyes of all them that were in the synagogue were fastened on him. در حال همه‌چیز را ترک کرده، برخاست و در عقب وی روانه شد. bible_en_fa And he began to say unto them, This day is this scripture fulfilled in your ears. و لاوی ضیافتی بزرگ در خانه خود برای او کرد و جمعی بسیار از باجگیران و دیگران با ایشان نشستند. bible_en_fa And all bare him witness, and wondered at the gracious words which proceeded out of his mouth. And they said, Is not this Joseph's son? اما کاتبان ایشان و فریسیان همهمه نموده، به شاگردان او گفتند: «برای چه با باجگیران وگناهکاران اکل و شرب می‌کنید؟» bible_en_fa And he said unto them, Ye will surely say unto me this proverb, Physician, heal thyself: whatsoever we have heard done in Capernaum, do also here in thy country. عیسی درجواب ایشان گفت: «تندرستان احتیاج به طبیب ندارند بلکه مریضان. bible_en_fa And he said, Verily I say unto you, No prophet is accepted in his own country. و نیامده‌ام تا عادلان بلکه تا عاصیان را به توبه بخوانم.» bible_en_fa But I tell you of a truth, many widows were in Israel in the days of Elias, when the heaven was shut up three years and six months, when great famine was throughout all the land; پس به وی گفتند: «از چه سبب شاگردان یحیی روزه بسیار می‌دارند و نماز می‌خوانند وهمچنین شاگردان فریسیان نیز، لیکن شاگردان تواکل و شرب می‌کنند.» bible_en_fa But unto none of them was Elias sent, save unto Sarepta, a city of Sidon, unto a woman that was a widow. بدیشان گفت: «آیامی توانید پسران خانه عروسی را مادامی که دامادبا ایشان است روزه‌دار سازید؟ bible_en_fa And many lepers were in Israel in the time of Eliseus the prophet; and none of them was cleansed, saving Naaman the Syrian. بلکه ایامی می‌آید که داماد از ایشان گرفته شود، آنگاه در آن روزها روزه خواهند داشت.» bible_en_fa And all they in the synagogue, when they heard these things, were filled with wrath, و مثلی برای ایشان آورد که «هیچ‌کس پارچه‌ای از جامه نو را بر جامه کهنه وصله نمی کند والا آن نو را پاره کند و وصله‌ای که از نوگرفته شد نیز در خور آن کهنه نبود. bible_en_fa And rose up, and thrust him out of the city, and led him unto the brow of the hill whereon their city was built, that they might cast him down headlong. و هیچ‌کس شراب نو را در مشکهای کهنه نمی ریزد والاشراب نو، مشکها را پاره می‌کند و خودش ریخته و مشکها تباه می‌گردد. bible_en_fa But he passing through the midst of them went his way, بلکه شراب نو را درمشکهای نو باید ریخت تا هر دو محفوظ بماند.و کسی نیست که چون شراب کهنه را نوشیده فی الفور نو را طلب کند، زیرا می‌گوید کهنه بهتراست.» bible_en_fa And came down to Capernaum, a city of Galilee, and taught them on the sabbath days. و کسی نیست که چون شراب کهنه را نوشیده فی الفور نو را طلب کند، زیرا می‌گوید کهنه بهتراست.» bible_en_fa And they were astonished at his doctrine: for his word was with power. و واقع شد در سبت دوم اولین که او از میان کشت زارها می‌گذشت و شاگردانش خوشه‌ها می‌چیدند و به کف مالیده می‌خوردند. bible_en_fa And in the synagogue there was a man, which had a spirit of an unclean devil, and cried out with a loud voice, و بعضی از فریسیان بدیشان گفتند: «چرا کاری می‌کنید که کردن آن در سبت جایز نیست.» bible_en_fa Saying, Let us alone; what have we to do with thee, thou Jesus of Nazareth? art thou come to destroy us? I know thee who thou art; the Holy One of God. عیسی در جواب ایشان گفت: «آیا نخوانده ایدآنچه داود و رفقایش کردند در وقتی که گرسنه بودند، bible_en_fa And Jesus rebuked him, saying, Hold thy peace, and come out of him. And when the devil had thrown him in the midst, he came out of him, and hurt him not. که چگونه به خانه خدا درآمده نان تقدمه را گرفته بخورد و به رفقای خود نیز داد که خوردن آن جز به کهنه روا نیست.» bible_en_fa And they were all amazed, and spake among themselves, saying, What a word is this! for with authority and power he commandeth the unclean spirits, and they come out. پس بدیشان گفت: «پسر انسان مالک روز سبت نیز هست.» bible_en_fa And the fame of him went out into every place of the country round about. و در سبت دیگر به کنیسه درآمده تعلیم می‌داد و در آنجا مردی بود که دست راستش خشک بود. bible_en_fa And he arose out of the synagogue, and entered into Simon's house. And Simon's wife's mother was taken with a great fever; and they besought him for her. و کاتبان و فریسیان چشم بر اومی داشتند که شاید در سبت شفا دهد تا شکایتی بر او یابند. bible_en_fa And he stood over her, and rebuked the fever; and it left her: and immediately she arose and ministered unto them. او خیالات ایشان را درک نموده، بدان مرد دست خشک گفت: «برخیز و در میان بایست.» در حال برخاسته بایستاد. bible_en_fa Now when the sun was setting, all they that had any sick with divers diseases brought them unto him; and he laid his hands on every one of them, and healed them. عیسی بدیشان گفت: «از شما چیزی می‌پرسم که در روزسبت کدام رواست، نیکویی‌کردن یا بدی، رهانیدن جان یا هلاک کردن؟» bible_en_fa And devils also came out of many, crying out, and saying, Thou art Christ the Son of God. And he rebuking them suffered them not to speak: for they knew that he was Christ. پس چشم خود را بر جمیع ایشان گردانیده، بدو گفت: «دست خود را دراز کن.» او چنان کرد و فور دستش مثل دست دیگر صحیح گشت. bible_en_fa And when it was day, he departed and went into a desert place: and the people sought him, and came unto him, and stayed him, that he should not depart from them. اما ایشان ازحماقت پر گشته به یکدیگر می‌گفتند که «باعیسی چه کنیم؟» bible_en_fa And he said unto them, I must preach the kingdom of God to other cities also: for therefore am I sent. و در آن روزها برفراز کوه برآمد تا عبادت کند وآن شب را در عبادت خدا به صبح آورد. bible_en_fa And he preached in the synagogues of Galilee. و چون روز شد، شاگردان خود را پیش طلبیده دوازده نفر از ایشان را انتخاب کرده، ایشان را نیزرسول خواند. bible_en_fa And it came to pass, that, as the people pressed upon him to hear the word of God, he stood by the lake of Gennesaret, یعنی شمعون که او را پطرس نیز نام نهاد و برادرش اندریاس، یعقوب و یوحنا، فیلپس و برتولما، bible_en_fa And saw two ships standing by the lake: but the fishermen were gone out of them, and were washing their nets. متی و توما، یعقوب ابن حلفی و شمعون معروف به غیور. bible_en_fa And he entered into one of the ships, which was Simon's, and prayed him that he would thrust out a little from the land. And he sat down, and taught the people out of the ship. یهودا برادریعقوب و یهودای اسخریوطی که تسلیم‌کننده وی بود. bible_en_fa Now when he had left speaking, he said unto Simon, Launch out into the deep, and let down your nets for a draught. و با ایشان به زیر آمده، بر جای همواربایستاد. و جمعی از شاگردان وی و گروهی بسیاراز قوم، از تمام یهودیه و اورشلیم و کناره دریای صور و صیدون آمدند تا کلام او را بشنوند و ازامراض خود شفا یابند. bible_en_fa And Simon answering said unto him, Master, we have toiled all the night, and have taken nothing: nevertheless at thy word I will let down the net. و کسانی که از ارواح پلید معذب بودند، شفا یافتند. bible_en_fa And when they had this done, they inclosed a great multitude of fishes: and their net brake. و تمام آن گروه می‌خواستند او را لمس کنند. زیرا قوتی از وی صادر شده، همه را صحت می‌بخشید. bible_en_fa And they beckoned unto their partners, which were in the other ship, that they should come and help them. And they came, and filled both the ships, so that they began to sink. پس نظر خود را به شاگردان خویش افکنده، گفت: «خوشابحال شما‌ای مساکین زیراملکوت خدا از آن شما است. bible_en_fa When Simon Peter saw it, he fell down at Jesus' knees, saying, Depart from me; for I am a sinful man, O Lord. خوشابحال شماکه اکنون گرسنه‌اید، زیرا که سیر خواهید شد. خوشابحال شما که الحال گریانید، زیرا خواهیدخندید. bible_en_fa For he was astonished, and all that were with him, at the draught of the fishes which they had taken: خوشابحال شما وقتی که مردم بخاطرپسر انسان از شما نفرت گیرند و شما را از خودجدا سازند و دشنام دهند و نام شما را مثل شریربیرون کنند. bible_en_fa And so was also James, and John, the sons of Zebedee, which were partners with Simon. And Jesus said unto Simon, Fear not; from henceforth thou shalt catch men. در آن روز شاد باشید و وجدنمایید زیرا اینک اجر شما در آسمان عظیم می‌باشد، زیرا که به همینطور پدران ایشان با انبیاسلوک نمودند. bible_en_fa And when they had brought their ships to land, they forsook all, and followed him. «لیکن وای بر شما‌ای دولتمندان زیرا که تسلی خود را یافته‌اید. bible_en_fa And it came to pass, when he was in a certain city, behold a man full of leprosy: who seeing Jesus fell on his face, and besought him, saying, Lord, if thou wilt, thou canst make me clean. وای بر شما‌ای سیرشدگان، زیرا گرسنه خواهید شد. وای بر شماکه الان خندانید زیرا که ماتم و گریه خواهید کرد. bible_en_fa And he put forth his hand, and touched him, saying, I will: be thou clean. And immediately the leprosy departed from him. وای بر شما وقتی که جمیع مردم شما راتحسین کنند، زیرا همچنین پدران ایشان با انبیای کذبه کردند. bible_en_fa And he charged him to tell no man: but go, and shew thyself to the priest, and offer for thy cleansing, according as Moses commanded, for a testimony unto them. «لیکن‌ای شنوندگان شما را می‌گویم دشمنان خود را دوست دارید و با کسانی که ازشما نفرت کنند، احسان کنید. bible_en_fa But so much the more went there a fame abroad of him: and great multitudes came together to hear, and to be healed by him of their infirmities. و هر‌که شما رالعن کند، برای او برکت بطلبید و برای هرکه با شماکینه دارد، دعای خیر کنید. bible_en_fa And he withdrew himself into the wilderness, and prayed. و هرکه بر رخسارتو زند، دیگری را نیز به سوی او بگردان و کسی‌که ردای تو را بگیرد، قبا را نیز از او مضایقه مکن. bible_en_fa And it came to pass on a certain day, as he was teaching, that there were Pharisees and doctors of the law sitting by, which were come out of every town of Galilee, and Judaea, and Jerusalem: and the power of the Lord was present to heal them. هرکه از تو سوال کند بدو بده و هر‌که مال تو راگیرد از وی باز مخواه. bible_en_fa And, behold, men brought in a bed a man which was taken with a palsy: and they sought means to bring him in, and to lay him before him. و چنانکه می‌خواهیدمردم با شما عمل کنند، شما نیز به همانطور باایشان سلوک نمایید. bible_en_fa And when they could not find by what way they might bring him in because of the multitude, they went upon the housetop, and let him down through the tiling with his couch into the midst before Jesus. «زیرا اگر محبان خود را محبت نمایید، شما را چه فضیلت است؟ زیرا گناهکاران هم محبان خود را محبت می‌نمایند. bible_en_fa And when he saw their faith, he said unto him, Man, thy sins are forgiven thee. و اگر احسان کنید با هر‌که به شما احسان کند، چه فضیلت دارید؟ چونکه گناهکاران نیز چنین می‌کنند. bible_en_fa And the scribes and the Pharisees began to reason, saying, Who is this which speaketh blasphemies? Who can forgive sins, but God alone? واگر قرض دهید به آنانی که امید بازگرفتن از ایشان دارید، شما را چه فضیلت است؟ زیرا گناهکاران نیز به گناهکاران قرض می‌دهند تا از ایشان عوض گیرند. bible_en_fa But when Jesus perceived their thoughts, he answering said unto them, What reason ye in your hearts? بلکه دشمنان خود را محبت نمایید واحسان کنید و بدون امید عوض، قرض دهید زیراکه اجر شما عظیم خواهد بود و پسران حضرت اعلی خواهید بود چونکه او با ناسپاسان وبدکاران مهربان است. bible_en_fa Whether is easier, to say, Thy sins be forgiven thee; or to say, Rise up and walk? پس رحیم باشید چنانکه پدر شما نیز رحیم است. bible_en_fa But that ye may know that the Son of man hath power upon earth to forgive sins, (he said unto the sick of the palsy,) I say unto thee, Arise, and take up thy couch, and go into thine house. «داوری مکنید تا بر شما داوری نشود وحکم مکنید تا بر شما حکم نشود و عفو کنید تاآمرزیده شوید. bible_en_fa And immediately he rose up before them, and took up that whereon he lay, and departed to his own house, glorifying God. بدهید تا به شما داده شود. زیرا پیمانه نیکوی افشرده و جنبانیده و لبریز شده را در دامن شما خواهند گذارد. زیرا که به همان پیمانه‌ای که می‌پیمایید برای شما پیموده خواهدشد.» bible_en_fa And they were all amazed, and they glorified God, and were filled with fear, saying, We have seen strange things to day. پس برای ایشان مثلی زد که «آیا می‌تواند کور، کور را راهنمایی کند؟ آیا هر دو در حفره‌ای نمی افتند؟ bible_en_fa And after these things he went forth, and saw a publican, named Levi, sitting at the receipt of custom: and he said unto him, Follow me. شاگرد از معلم خویش بهتر نیست لیکن هر‌که کامل شده باشد، مثل استاد خود بود. bible_en_fa And he left all, rose up, and followed him. و چرا خسی را که در چشم برادر تو است می‌بینی و چوبی را که در چشم خود داری نمی یابی؟ bible_en_fa And Levi made him a great feast in his own house: and there was a great company of publicans and of others that sat down with them. و چگونه بتوانی برادر خود را گویی‌ای برادر اجازت ده تا خس را از چشم تو برآورم و چوبی را که در چشم خود داری نمی بینی. ای ریاکار اول چوب را از چشم خود بیرون کن، آنگاه نیکو خواهی دید تا خس را از چشم برادر خودبرآوری. bible_en_fa But their scribes and Pharisees murmured against his disciples, saying, Why do ye eat and drink with publicans and sinners? «زیرا هیچ درخت نیکو میوه بد بارنمی آورد و نه درخت بد، میوه نیکو آورد. bible_en_fa And Jesus answering said unto them, They that are whole need not a physician; but they that are sick. زیراکه هر درخت از میوه‌اش شناخته می‌شود از خارانجیر را نمی یابند و از بوته، انگور را نمی چینند. bible_en_fa I came not to call the righteous, but sinners to repentance. آدم نیکو از خزینه خوب دل خود چیز نیکوبرمی آورد و شخص شریر از خزینه بد دل خویش چیز بد بیرون می‌آورد. زیرا که از زیادتی دل زبان سخن می‌گوید. bible_en_fa And they said unto him, Why do the disciples of John fast often, and make prayers, and likewise the disciples of the Pharisees; but thine eat and drink? «و چون است که مرا خداوندا خداوندامی گویید و آنچه می‌گویم بعمل نمی آورید. bible_en_fa And he said unto them, Can ye make the children of the bridechamber fast, while the bridegroom is with them? هر‌که نزد من آید و سخنان مرا شنود و آنها را به‌جا آورد، شما را نشان می‌دهم که به چه کس مشابهت دارد. bible_en_fa But the days will come, when the bridegroom shall be taken away from them, and then shall they fast in those days. مثل شخصی است که خانه‌ای می‌ساخت و زمین را کنده گود نمود و بنیادش رابر سنگ نهاد. پس چون سیلاب آمده، سیل بر آن خانه زور آورد، نتوانست آن را جنبش دهد زیراکه بر سنگ بنا شده بود.لیکن هر‌که شنید وعمل نیاورد مانند شخصی است که خانه‌ای برروی زمین بی‌بنیاد بنا کرد که چون سیل بر آن صدمه زد، فور افتاد و خرابی آن خانه عظیم بود.» bible_en_fa And he spake also a parable unto them; No man putteth a piece of a new garment upon an old; if otherwise, then both the new maketh a rent, and the piece that was taken out of the new agreeth not with the old. لیکن هر‌که شنید وعمل نیاورد مانند شخصی است که خانه‌ای برروی زمین بی‌بنیاد بنا کرد که چون سیل بر آن صدمه زد، فور افتاد و خرابی آن خانه عظیم بود.» bible_en_fa And no man putteth new wine into old bottles; else the new wine will burst the bottles, and be spilled, and the bottles shall perish. و چون همه سخنان خود را به سمع خلق به اتمام رسانید، وارد کفرناحوم شد. bible_en_fa But new wine must be put into new bottles; and both are preserved. ویوزباشی را غلامی که عزیز او بود مریض ومشرف بر موت بود. bible_en_fa No man also having drunk old wine straightway desireth new: for he saith, The old is better. چون خبر عیسی را شنید، مشایخ یهود را نزد وی فرستاده از او خواهش کرد که آمده غلام او را شفا بخشد. bible_en_fa And it came to pass on the second sabbath after the first, that he went through the corn fields; and his disciples plucked the ears of corn, and did eat, rubbing them in their hands. ایشان نزدعیسی آمده به الحاح نزد او التماس کرده گفتند: «مستحق است که این احسان را برایش به‌جاآوری. bible_en_fa And certain of the Pharisees said unto them, Why do ye that which is not lawful to do on the sabbath days? زیرا قوم ما را دوست می‌دارد و خودبرای ما کنیسه را ساخت.» bible_en_fa And Jesus answering them said, Have ye not read so much as this, what David did, when himself was an hungred, and they which were with him; پس عیسی با ایشان روانه شد و چون نزدیک به خانه رسید، یوزباشی چند نفر از دوستان خودرا نزد او فرستاده بدو گفت: «خداوندا زحمت مکش زیرا لایق آن نیستم که زیر سقف من درآیی. bible_en_fa How he went into the house of God, and did take and eat the shewbread, and gave also to them that were with him; which it is not lawful to eat but for the priests alone? و از این سبب خود را لایق آن ندانستم که نزد تو آیم، بلکه سخنی بگو تا بنده من صحیح شود. bible_en_fa And he said unto them, That the Son of man is Lord also of the sabbath. زیرا که من نیز شخصی هستم زیر حکم ولشکریان زیر دست خود دارم. چون به یکی گویم برو، می‌رود و به دیگری بیا، می‌آید و به غلام خود این را بکن، می‌کند.» bible_en_fa And it came to pass also on another sabbath, that he entered into the synagogue and taught: and there was a man whose right hand was withered. چون عیسی این راشنید، تعجب نموده به سوی آن جماعتی که از عقب او می‌آمدند روی گردانیده، گفت: «به شمامی گویم چنین ایمانی، در اسرائیل هم نیافته‌ام.» bible_en_fa And the scribes and Pharisees watched him, whether he would heal on the sabbath day; that they might find an accusation against him. پس فرستادگان به خانه برگشته، آن غلام بیماررا صحیح یافتند. bible_en_fa But he knew their thoughts, and said to the man which had the withered hand, Rise up, and stand forth in the midst. And he arose and stood forth. و دو روز بعد به شهری مسمی به نائین می‌رفت و بسیاری از شاگردان او و گروهی عظیم، همراهش می‌رفتند. bible_en_fa Then said Jesus unto them, I will ask you one thing; Is it lawful on the sabbath days to do good, or to do evil? to save life, or to destroy it? چون نزدیک به دروازه شهر رسید، ناگاه میتی را که پسر یگانه بیوه‌زنی بود می‌بردند و انبوهی کثیر از اهل شهر، با وی می‌آمدند. bible_en_fa And looking round about upon them all, he said unto the man, Stretch forth thy hand. And he did so: and his hand was restored whole as the other. چون خداوند او را دید، دلش بر اوبسوخت و به وی گفت: «گریان مباش.» bible_en_fa And they were filled with madness; and communed one with another what they might do to Jesus. و نزدیک آمده تابوت را لمس نمود وحاملان آن بایستادند. پس گفت: «ای جوان تو رامی گویم برخیز.» bible_en_fa And it came to pass in those days, that he went out into a mountain to pray, and continued all night in prayer to God. در ساعت آن مرده راست بنشست و سخن‌گفتن آغاز کرد و او را به مادرش سپرد. bible_en_fa And when it was day, he called unto him his disciples: and of them he chose twelve, whom also he named apostles; پس خوف همه را فراگرفت و خدا راتمجیدکنان می‌گفتند که «نبی‌ای بزرگ در میان مامبعوث شده و خدا از قوم خود تفقد نموده است.» bible_en_fa Simon, (whom he also named Peter,) and Andrew his brother, James and John, Philip and Bartholomew, پس این خبر درباره او در تمام یهودیه و جمیع آن مرز و بوم منتشر شد. bible_en_fa Matthew and Thomas, James the son of Alphaeus, and Simon called Zelotes, و شاگردان یحیی او را از جمیع این وقایع مطلع ساختند. bible_en_fa And Judas the brother of James, and Judas Iscariot, which also was the traitor. پس یحیی دو نفر از شاگردان خود را طلبیده، نزد عیسی فرستاده، عرض نمودکه «آیا تو آن آینده هستی یا منتظر دیگری باشیم؟» bible_en_fa And he came down with them, and stood in the plain, and the company of his disciples, and a great multitude of people out of all Judaea and Jerusalem, and from the sea coast of Tyre and Sidon, which came to hear him, and to be healed of their diseases; آن دو نفر نزد وی آمده، گفتند: «یحیی تعمید‌دهنده ما را نزد تو فرستاده، می‌گوید آیا تو آن آینده هستی یا منتظر دیگری باشیم.» bible_en_fa And they that were vexed with unclean spirits: and they were healed. در همان ساعت، بسیاری را از مرضهاو بلایا و ارواح پلید شفا داد و کوران بسیاری رابینایی بخشید. bible_en_fa And the whole multitude sought to touch him: for there went virtue out of him, and healed them all. عیسی در جواب ایشان گفت: «بروید و یحیی را از آنچه دیده و شنیده‌اید خبردهید که کوران، بینا و لنگان خرامان و ابرصان طاهر و کران، شنوا و مردگان، زنده می‌گردند و به فقرا بشارت داده می‌شود. bible_en_fa And he lifted up his eyes on his disciples, and said, Blessed be ye poor: for yours is the kingdom of God. و خوشابحال کسی‌که در من لغزش نخورد.» bible_en_fa Blessed are ye that hunger now: for ye shall be filled. Blessed are ye that weep now: for ye shall laugh. و چون فرستادگان یحیی رفته بودند، درباره یحیی بدان جماعت آغاز سخن نهاد که «برای دیدن چه چیز به صحرا بیرون رفته بودید، آیا نی را که از باد در جنبش است؟ bible_en_fa Blessed are ye, when men shall hate you, and when they shall separate you from their company, and shall reproach you, and cast out your name as evil, for the Son of man's sake. بلکه بجهت دیدن چه بیرون رفتید، آیا کسی را که به لباس نرم ملبس باشد؟ اینک آنانی که لباس فاخر می‌پوشندو عیاشی می‌کنند، در قصرهای سلاطین هستند. bible_en_fa Rejoice ye in that day, and leap for joy: for, behold, your reward is great in heaven: for in the like manner did their fathers unto the prophets. پس برای دیدن چه رفته بودید، آیا نبی‌ای را؟ بلی به شما می‌گویم کسی را که از نبی هم بزرگتراست. bible_en_fa But woe unto you that are rich! for ye have received your consolation. زیرا این است آنکه درباره وی مکتوب است، اینک من رسول خود را پیش روی تومی فرستم تا راه تو را پیش تو مهیا سازد. bible_en_fa Woe unto you that are full! for ye shall hunger. Woe unto you that laugh now! for ye shall mourn and weep. زیراکه شما را می‌گویم از اولاد زنان نبی‌ای بزرگتر ازیحیی تعمید‌دهنده نیست، لیکن آنکه در ملکوت خدا کوچکتر است از وی بزرگتر است.» bible_en_fa Woe unto you, when all men shall speak well of you! for so did their fathers to the false prophets. وتمام قوم و باجگیران چون شنیدند، خدا راتمجید کردند زیرا که تعمید از یحیی یافته بودند. bible_en_fa But I say unto you which hear, Love your enemies, do good to them which hate you, لیکن فریسیان و فقها اراده خدا را از خود ردنمودند زیرا که از وی تعمید نیافته بودند. bible_en_fa Bless them that curse you, and pray for them which despitefully use you. آنگاه خداوند گفت: «مردمان این طبقه را به چه تشبیه کنم و مانند چه می‌باشند؟ bible_en_fa And unto him that smiteth thee on the one cheek offer also the other; and him that taketh away thy cloke forbid not to take thy coat also. اطفالی را می مانند که در بازارها نشسته، یکدیگر را صدازده می‌گویند، برای شما نواختیم رقص نکردید ونوحه گری کردیم گریه ننمودید. bible_en_fa Give to every man that asketh of thee; and of him that taketh away thy goods ask them not again. زیرا که یحیی تعمید‌دهنده آمد که نه نان می‌خورد و نه شراب می‌آشامید، می‌گویید دیو دارد. bible_en_fa And as ye would that men should do to you, do ye also to them likewise. پسر انسان آمد که می‌خورد و می‌آشامد، می‌گویید اینک مردی است پرخور و باده پرست و دوست باجگیران و گناهکاران. bible_en_fa For if ye love them which love you, what thank have ye? for sinners also love those that love them. اما حکمت از جمیع فرزندان خود مصدق می‌شود. bible_en_fa And if ye do good to them which do good to you, what thank have ye? for sinners also do even the same. و یکی از فریسیان از او وعده خواست که بااو غذا خورد پس به خانه فریسی درآمده بنشست. bible_en_fa And if ye lend to them of whom ye hope to receive, what thank have ye? for sinners also lend to sinners, to receive as much again. که ناگاه زنی که در آن شهر گناهکاربود، چون شنید که در خانه فریسی به غذا نشسته است شیشه‌ای از عطر آورده، bible_en_fa But love ye your enemies, and do good, and lend, hoping for nothing again; and your reward shall be great, and ye shall be the children of the Highest: for he is kind unto the unthankful and to the evil. در پشت سر اونزد پایهایش گریان بایستاد و شروع کرد به شستن پایهای او به اشک خود و خشکانیدن آنها به موی سر خود و پایهای وی را بوسیده آنها را به عطرتدهین کرد. bible_en_fa Be ye therefore merciful, as your Father also is merciful. چون فریسی‌ای که از او وعده خواسته بوداین را بدید، با خود می‌گفت که «این شخص اگرنبی بودی هرآینه دانستی که این کدام و چگونه زن است که او را لمس می‌کند، زیرا گناهکاری است.» bible_en_fa Judge not, and ye shall not be judged: condemn not, and ye shall not be condemned: forgive, and ye shall be forgiven: عیسی جواب داده به وی گفت: «ای شمعون چیزی دارم که به تو گویم.» گفت: «ای استاد بگو.» bible_en_fa Give, and it shall be given unto you; good measure, pressed down, and shaken together, and running over, shall men give into your bosom. For with the same measure that ye mete withal it shall be measured to you again. گفت: «طلبکاری را دو بدهکار بودکه از یکی پانصد و از دیگری پنجاه دینار طلب داشتی. bible_en_fa And he spake a parable unto them, Can the blind lead the blind? shall they not both fall into the ditch? چون چیزی نداشتند که ادا کنند، هر دو را بخشید. بگو کدام‌یک از آن دو او را زیادترمحبت خواهد نمود.» bible_en_fa The disciple is not above his master: but every one that is perfect shall be as his master. شمعون در جواب گفت: «گمان می‌کنم آنکه او را زیادتر بخشید.» به وی گفت: «نیکو گفتی.» bible_en_fa And why beholdest thou the mote that is in thy brother's eye, but perceivest not the beam that is in thine own eye? پس به سوی آن زن اشاره نموده به شمعون گفت: «این زن را نمی بینی، به خانه تو آمدم آب بجهت پایهای من نیاوردی، ولی این زن پایهای مرا به اشکها شست و به مویهای سر خود آنها راخشک کرد. bible_en_fa Either how canst thou say to thy brother, Brother, let me pull out the mote that is in thine eye, when thou thyself beholdest not the beam that is in thine own eye? Thou hypocrite, cast out first the beam out of thine own eye, and then shalt thou see clearly to pull out the mote that is in thy brother's eye. مرا نبوسیدی، لیکن این زن ازوقتی که داخل شدم از بوسیدن پایهای من بازنایستاد. bible_en_fa For a good tree bringeth not forth corrupt fruit; neither doth a corrupt tree bring forth good fruit. سر مرا به روغن مسح نکردی، لیکن اوپایهای مرا به عطر تدهین کرد. bible_en_fa For every tree is known by his own fruit. For of thorns men do not gather figs, nor of a bramble bush gather they grapes. از این جهت به تو می‌گویم، گناهان او که بسیار است آمرزیده شد، زیرا که محبت بسیار نموده است. لیکن آنکه آمرزش کمتر یافت، محبت کمتر می‌نماید.» bible_en_fa A good man out of the good treasure of his heart bringeth forth that which is good; and an evil man out of the evil treasure of his heart bringeth forth that which is evil: for of the abundance of the heart his mouth speaketh. پس به آن زن گفت: «گناهان تو آمرزیده شد.» bible_en_fa And why call ye me, Lord, Lord, and do not the things which I say? و اهل مجلس در خاطر خود تفکر آغاز کردندکه این کیست که گناهان را هم می‌آمرزد.پس به آن زن گفت: «ایمانت تو را نجات داده است به سلامتی روانه شو.» bible_en_fa Whosoever cometh to me, and heareth my sayings, and doeth them, I will shew you to whom he is like: پس به آن زن گفت: «ایمانت تو را نجات داده است به سلامتی روانه شو.» bible_en_fa He is like a man which built an house, and digged deep, and laid the foundation on a rock: and when the flood arose, the stream beat vehemently upon that house, and could not shake it: for it was founded upon a rock. و بعد از آن واقع شد که او در هر شهری ودهی گشته، موعظه می‌نمود و به ملکوت خدا بشارت می‌داد و آن دوازده با وی می‌بودند. bible_en_fa But he that heareth, and doeth not, is like a man that without a foundation built an house upon the earth; against which the stream did beat vehemently, and immediately it fell; and the ruin of that house was great. و زنان چند که از ارواح پلید و مرضها شفا یافته بودند، یعنی مریم معروف به مجدلیه که از اوهفت دیو بیرون رفته بودند، bible_en_fa Now when he had ended all his sayings in the audience of the people, he entered into Capernaum. و یونا زوجه خوزا، ناظر هیرودیس و سوسن و بسیاری از زنان دیگرکه از اموال خود او را خدمت می‌کردند. bible_en_fa And a certain centurion's servant, who was dear unto him, was sick, and ready to die. و چون گروهی بسیار فراهم می‌شدند و از هرشهر نزد او می‌آمدند مثلی آورده، گفت bible_en_fa And when he heard of Jesus, he sent unto him the elders of the Jews, beseeching him that he would come and heal his servant. که «برزگری بجهت تخم کاشتن بیرون رفت. و وقتی که تخم می‌کاشت بعضی بر کناره راه ریخته شد وپایمال شده، مرغان هوا آن را خوردند. bible_en_fa And when they came to Jesus, they besought him instantly, saying, That he was worthy for whom he should do this: وپاره‌ای بر سنگلاخ افتاده چون رویید از آنجهت که رطوبتی نداشت خشک گردید. bible_en_fa For he loveth our nation, and he hath built us a synagogue. و قدری درمیان خارها افکنده شد که خارها با آن نمو کرده آن را خفه نمود. bible_en_fa Then Jesus went with them. And when he was now not far from the house, the centurion sent friends to him, saying unto him, Lord, trouble not thyself: for I am not worthy that thou shouldest enter under my roof: و بعضی در زمین نیکو پاشیده شده رویید و صد چندان ثمر آورد.» چون این بگفت ندا در‌داد «هر‌که گوش شنوا دارد بشنود.» bible_en_fa Wherefore neither thought I myself worthy to come unto thee: but say in a word, and my servant shall be healed. پس شاگردانش از او سوال نموده، گفتند که «معنی‌این مثل چیست؟» bible_en_fa For I also am a man set under authority, having under me soldiers, and I say unto one, Go, and he goeth; and to another, Come, and he cometh; and to my servant, Do this, and he doeth it. گفت: «شما رادانستن اسرار ملکوت خدا عطا شده است و لیکن دیگران را به واسطه مثلها، تا نگریسته نبینند وشنیده درک نکنند. bible_en_fa When Jesus heard these things, he marvelled at him, and turned him about, and said unto the people that followed him, I say unto you, I have not found so great faith, no, not in Israel. اما مثل این است که تخم کلام خداست. bible_en_fa And they that were sent, returning to the house, found the servant whole that had been sick. و آنانی که در کنار راه هستندکسانی می‌باشند که چون می‌شنوند، فور ابلیس آمده کلام را از دلهای ایشان می‌رباید، مبادا ایمان آورده نجات یابند. bible_en_fa And it came to pass the day after, that he went into a city called Nain; and many of his disciples went with him, and much people. و آنانی که بر سنگلاخ هستند کسانی می‌باشند که چون کلام رامی شنوند آن را به شادی می‌پذیرند و اینها ریشه ندارند پس تا مدتی ایمان می‌دارند و در وقت آزمایش، مرتد می‌شوند. bible_en_fa Now when he came nigh to the gate of the city, behold, there was a dead man carried out, the only son of his mother, and she was a widow: and much people of the city was with her. اما آنچه در خارهاافتاد اشخاصی می‌باشند که چون شنوند می‌روند و اندیشه های روزگار و دولت و لذات آن ایشان راخفه می‌کند و هیچ میوه به‌کمال نمی رسانند. bible_en_fa And when the Lord saw her, he had compassion on her, and said unto her, Weep not. اما آنچه در زمین نیکو واقع گشت کسانی می‌باشند که کلام را به دل راست و نیکو شنیده، آن را نگاه می‌دارند و با صبر، ثمر می‌آورند. bible_en_fa And he came and touched the bier: and they that bare him stood still. And he said, Young man, I say unto thee, Arise. «و هیچ‌کس چراغ را افروخته، آن را زیرظرفی یا تختی پنهان نمی کند بلکه بر چراغدان می‌گذارد تا هر‌که داخل شود روشنی را ببیند. bible_en_fa And he that was dead sat up, and began to speak. And he delivered him to his mother. زیرا چیزی نهان نیست که ظاهر نگردد و نه مستور که معلوم و هویدا نشود. bible_en_fa And there came a fear on all: and they glorified God, saying, That a great prophet is risen up among us; and, That God hath visited his people. پس احتیاطنمایید که به چه طور می‌شنوید، زیرا هر‌که داردبدو داده خواهد شد و از آنکه ندارد آنچه گمان هم می‌برد که دارد، از او گرفته خواهد شد.» bible_en_fa And this rumour of him went forth throughout all Judaea, and throughout all the region round about. و مادر وبرادران او نزد وی آمده به‌سبب ازدحام خلق نتوانستند او را ملاقات کنند. bible_en_fa And the disciples of John shewed him of all these things. پس او را خبر داده گفتند: «مادر و برادرانت بیرون ایستاده می‌خواهند تو را ببینند.» bible_en_fa And John calling unto him two of his disciples sent them to Jesus, saying, Art thou he that should come? or look we for another? در جواب ایشان گفت: «مادر و برادران من اینانند که کلام خدا را شنیده آن را به‌جا می‌آورند.» bible_en_fa When the men were come unto him, they said, John Baptist hath sent us unto thee, saying, Art thou he that should come? or look we for another? روزی از روزها او با شاگردان خود به کشتی سوار شده، به ایشان گفت: «به سوی آن کناردریاچه عبور بکنیم.» پس کشتی را حرکت دادند. bible_en_fa And in that same hour he cured many of their infirmities and plagues, and of evil spirits; and unto many that were blind he gave sight. و چون می‌رفتند، خواب او را در ربود که ناگاه طوفان باد بر دریاچه فرود آمد، بحدی که کشتی از آب پر می‌شد و ایشان در خطر افتادند. bible_en_fa Then Jesus answering said unto them, Go your way, and tell John what things ye have seen and heard; how that the blind see, the lame walk, the lepers are cleansed, the deaf hear, the dead are raised, to the poor the gospel is preached. پس نزد او آمده او را بیدار کرده، گفتند: «استادا، استادا، هلاک می‌شویم.» پس برخاسته باد وتلاطم آب را نهیب داد تا ساکن گشت و آرامی پدید آمد. bible_en_fa And blessed is he, whosoever shall not be offended in me. پس به ایشان گفت: «ایمان شما کجااست؟» ایشان ترسان و متعجب شده با یکدیگرمی گفتند که «این چطور آدمی است که بادها وآب را هم امر می‌فرماید و اطاعت او می‌کنند.» bible_en_fa And when the messengers of John were departed, he began to speak unto the people concerning John, What went ye out into the wilderness for to see? A reed shaken with the wind? و به زمین جدریان که مقابل جلیل است، رسیدند. bible_en_fa But what went ye out for to see? A man clothed in soft raiment? Behold, they which are gorgeously apparelled, and live delicately, are in kings' courts. چون به خشکی فرود آمد، ناگاه شخصی از آن شهر‌که از مدت مدیدی دیوهاداشتی و رخت نپوشیدی و در خانه نماندی بلکه در قبرها منزل داشتی دچار وی گردید. bible_en_fa But what went ye out for to see? A prophet? Yea, I say unto you, and much more than a prophet. چون عیسی را دید، نعره زد و پیش او افتاده به آواز بلندگفت: «ای عیسی پسر خدای تعالی، مرا با تو چه‌کار است؟ از تو التماس دارم که مرا عذاب ندهی.» bible_en_fa This is he, of whom it is written, Behold, I send my messenger before thy face, which shall prepare thy way before thee. زیرا که روح خبیث را امر فرموده بودکه از آن شخص بیرون آید. چونکه بارها او راگرفته بود، چنانکه هر‌چند او را به زنجیرها وکنده‌ها بسته نگاه می‌داشتند، بندها را می‌گسیخت و دیو او را به صحرا می‌راند. bible_en_fa For I say unto you, Among those that are born of women there is not a greater prophet than John the Baptist: but he that is least in the kingdom of God is greater than he. عیسی از اوپرسیده، گفت: «نام تو چیست؟» گفت: «لجئون.» زیرا که دیوهای بسیار داخل او شده بودند. bible_en_fa And all the people that heard him, and the publicans, justified God, being baptized with the baptism of John. واز او استدعا کردند که ایشان را نفرماید که به هاویه روند. bible_en_fa But the Pharisees and lawyers rejected the counsel of God against themselves, being not baptized of him. و در آن نزدیکی گله گراز بسیاری بودند که در کوه می‌چریدند. پس از او خواهش نمودند که بدیشان اجازت دهد تا در آنها داخل شوند. پس ایشان را اجازت داد. bible_en_fa And the Lord said, Whereunto then shall I liken the men of this generation? and to what are they like? ناگاه دیوها از آن آدم بیرون شده، داخل گرازان گشتند که آن گله ازبلندی به دریاچه جسته، خفه شدند. bible_en_fa They are like unto children sitting in the marketplace, and calling one to another, and saying, We have piped unto you, and ye have not danced; we have mourned to you, and ye have not wept. چون گرازبانان ماجرا را دیدند فرار کردند و در شهر واراضی آن شهرت دادند. bible_en_fa For John the Baptist came neither eating bread nor drinking wine; and ye say, He hath a devil. پس مردم بیرون آمده تا آن واقعه را ببینندنزد عیسی رسیدند و چون آدمی را که از او دیوهابیرون رفته بودند، دیدند که نزد پایهای عیسی رخت پوشیده و عاقل گشته نشسته است ترسیدند. bible_en_fa The Son of man is come eating and drinking; and ye say, Behold a gluttonous man, and a winebibber, a friend of publicans and sinners! و آنانی که این را دیده بودند ایشان راخبر دادند که آن دیوانه چطور شفا یافته بود. bible_en_fa But wisdom is justified of all her children. پس تمام خلق مرزوبوم جدریان از او خواهش نمودند که از نزد ایشان روانه شود، زیرا خوفی شدید بر ایشان مستولی شده بود. پس او به کشتی سوار شده مراجعت نمود. bible_en_fa And one of the Pharisees desired him that he would eat with him. And he went into the Pharisee's house, and sat down to meat. اما آن شخصی که دیوها از وی بیرون رفته بودند از او درخواست کرد که با وی باشد. لیکن عیسی او را روانه فرموده، گفت: bible_en_fa And, behold, a woman in the city, which was a sinner, when she knew that Jesus sat at meat in the Pharisee's house, brought an alabaster box of ointment, «به خانه خود برگرد و آنچه خدا با تو کرده است حکایت کن.» پس رفته درتمام شهر از آنچه عیسی بدو نموده بود موعظه کرد. bible_en_fa And stood at his feet behind him weeping, and began to wash his feet with tears, and did wipe them with the hairs of her head, and kissed his feet, and anointed them with the ointment. و چون عیسی مراجعت کرد خلق او راپذیرفتند زیرا جمیع مردم چشم به راه اومی داشتند. bible_en_fa Now when the Pharisee which had bidden him saw it, he spake within himself, saying, This man, if he were a prophet, would have known who and what manner of woman this is that toucheth him: for she is a sinner. که ناگاه مردی، یایرس نام که رئیس کنیسه بود به پایهای عیسی افتاده، به اوالتماس نمود که به خانه او بیاید. bible_en_fa And Jesus answering said unto him, Simon, I have somewhat to say unto thee. And he saith, Master, say on. زیرا که او رادختر یگانه‌ای قریب به دوازده ساله بود که مشرف بر موت بود. و چون می‌رفت خلق بر اوازدحام می‌نمودند. bible_en_fa There was a certain creditor which had two debtors: the one owed five hundred pence, and the other fifty. ناگاه زنی که مدت دوازده سال به استحاضه مبتلا بود و تمام مایملک خود را صرف اطبانموده و هیچ‌کس نمی توانست او را شفا دهد، bible_en_fa And when they had nothing to pay, he frankly forgave them both. Tell me therefore, which of them will love him most? از پشت سر وی آمده، دامن ردای او را لمس نمود که در ساعت جریان خونش ایستاد. bible_en_fa Simon answered and said, I suppose that he, to whom he forgave most. And he said unto him, Thou hast rightly judged. پس عیسی گفت: «کیست که مرا لمس نمود.» چون همه انکار کردند، پطرس و رفقایش گفتند: «ای استاد مردم هجوم آورده بر تو ازدحام می‌کنند ومی گویی کیست که مرا لمس نمود؟» bible_en_fa And he turned to the woman, and said unto Simon, Seest thou this woman? I entered into thine house, thou gavest me no water for my feet: but she hath washed my feet with tears, and wiped them with the hairs of her head. عیسی گفت: «البته کسی مرا لمس نموده است، زیرا که من درک کردم که قوتی از من بیرون شد.» bible_en_fa Thou gavest me no kiss: but this woman since the time I came in hath not ceased to kiss my feet. چون آن زن دید که نمی تواند پنهان ماند، لرزان شده، آمد و نزد وی افتاده پیش همه مردم گفت که به چه سبب او را لمس نمود و چگونه فور شفا یافت. bible_en_fa My head with oil thou didst not anoint: but this woman hath anointed my feet with ointment. وی را گفت: «ای دختر خاطرجمع دار، ایمانت تو را شفا داده است، به سلامتی برو.» bible_en_fa Wherefore I say unto thee, Her sins, which are many, are forgiven; for she loved much: but to whom little is forgiven, the same loveth little. و این سخن هنوز بر زبان او بود که یکی ازخانه رئیس کنیسه آمده به وی گفت: «دخترت مرد. دیگر استاد را زحمت مده.» bible_en_fa And he said unto her, Thy sins are forgiven. چون عیسی این را شنید توجه نموده به وی گفت: «ترسان مباش، ایمان آور و بس که شفا خواهد یافت.» bible_en_fa And they that sat at meat with him began to say within themselves, Who is this that forgiveth sins also? و چون داخل خانه شد، جز پطرس و یوحنا ویعقوب و پدر و مادر دختر هیچ‌کس را نگذاشت که به اندرون آید. bible_en_fa And he said to the woman, Thy faith hath saved thee; go in peace. و چون همه برای او گریه وزاری می‌کردند او گفت: «گریان مباشید نمرده بلکه خفته است.» bible_en_fa And it came to pass afterward, that he went throughout every city and village, preaching and shewing the glad tidings of the kingdom of God: and the twelve were with him, پس به او استهزا کردندچونکه می‌دانستند که مرده است. bible_en_fa And certain women, which had been healed of evil spirits and infirmities, Mary called Magdalene, out of whom went seven devils, پس او همه را بیرون کرد و دست دختر را گرفته صدا زد وگفت: «ای دختر برخیز.» bible_en_fa And Joanna the wife of Chuza Herod's steward, and Susanna, and many others, which ministered unto him of their substance. و روح او برگشت وفور برخاست. پس عیسی فرمود تا به وی خوراک دهند.و پدر و مادر او حیران شدند. پس ایشان را فرمود که هیچ‌کس را از این ماجراخبر ندهند. bible_en_fa And when much people were gathered together, and were come to him out of every city, he spake by a parable: و پدر و مادر او حیران شدند. پس ایشان را فرمود که هیچ‌کس را از این ماجراخبر ندهند. bible_en_fa A sower went out to sow his seed: and as he sowed, some fell by the way side; and it was trodden down, and the fowls of the air devoured it. پس دوازده شاگرد خود را طلبیده، به ایشان قوت و قدرت بر جمیع دیوها و شفادادن امراض عطا فرمود. bible_en_fa And some fell upon a rock; and as soon as it was sprung up, it withered away, because it lacked moisture. و ایشان را فرستاد تا به ملکوت خدا موعظه کنند و مریضان را صحت بخشند. bible_en_fa And some fell among thorns; and the thorns sprang up with it, and choked it. و بدیشان گفت: «هیچ‌چیز بجهت راه برمدارید نه عصا و نه توشه‌دان و نه نان و نه پول ونه برای یک نفر دو جامه. bible_en_fa And other fell on good ground, and sprang up, and bare fruit an hundredfold. And when he had said these things, he cried, He that hath ears to hear, let him hear. و به هرخانه‌ای که داخل شوید همان جا بمانید تا از آن موضع روانه شوید. bible_en_fa And his disciples asked him, saying, What might this parable be? و هر‌که شما را نپذیرد، وقتی که از آن شهر بیرون شوید خاک پایهای خود را نیزبیفشانید تا بر ایشان شهادتی شود.» bible_en_fa And he said, Unto you it is given to know the mysteries of the kingdom of God: but to others in parables; that seeing they might not see, and hearing they might not understand. پس بیرون شده در دهات می‌گشتند و بشارت می‌دادند و درهرجا صحت می‌بخشیدند. bible_en_fa Now the parable is this: The seed is the word of God. اما هیرودیس تیترارک، چون خبر تمام این وقایع را شنید مضطرب شد، زیرا بعضی می‌گفتندکه یحیی از مردگان برخاسته است، bible_en_fa Those by the way side are they that hear; then cometh the devil, and taketh away the word out of their hearts, lest they should believe and be saved. و بعضی که الیاس ظاهر شده و دیگران، که یکی از انبیای پیشین برخاسته است. bible_en_fa They on the rock are they, which, when they hear, receive the word with joy; and these have no root, which for a while believe, and in time of temptation fall away. اما هیرودیس گفت «سریحیی را از تنش من جدا کردم ولی این کیست که درباره او چنین خبر می‌شنوم» و طالب ملاقات وی می‌بود. bible_en_fa And that which fell among thorns are they, which, when they have heard, go forth, and are choked with cares and riches and pleasures of this life, and bring no fruit to perfection. و چون رسولان مراجعت کردند، آنچه کرده بودند بدو بازگفتند. پس ایشان را برداشته به ویرانه‌ای نزدیک شهری که بیت صیدا نام داشت به خلوت رفت. bible_en_fa But that on the good ground are they, which in an honest and good heart, having heard the word, keep it, and bring forth fruit with patience. اما گروهی بسیار اطلاع یافته در عقب وی شتافتند. پس ایشان را پذیرفته، ایشان را از ملکوت خدا اعلام می‌نمود و هر‌که احتیاج به معالجه می‌داشت صحت می‌بخشید. bible_en_fa No man, when he hath lighted a candle, covereth it with a vessel, or putteth it under a bed; but setteth it on a candlestick, that they which enter in may see the light. و چون روز رو به زوال نهاد، آن دوازده نزدوی آمده، گفتند: «مردم را مرخص فرما تا به دهات و اراضی این حوالی رفته منزل و خوراک برای خویشتن پیدا نمایند، زیرا که در اینجا درصحرا می‌باشیم.» bible_en_fa For nothing is secret, that shall not be made manifest; neither any thing hid, that shall not be known and come abroad. او بدیشان گفت: «شماایشان را غذا دهید.» گفتند: «ما را جز پنج نان و دوماهی نیست مگر برویم و بجهت جمیع این گروه غدا بخریم.» bible_en_fa Take heed therefore how ye hear: for whosoever hath, to him shall be given; and whosoever hath not, from him shall be taken even that which he seemeth to have. زیرا قریب به پنجهزار مرد بودند. پس به شاگردان خود گفت که ایشان را پنجاه پنجاه، دسته دسته، بنشانند.» bible_en_fa Then came to him his mother and his brethren, and could not come at him for the press. ایشان همچنین کرده همه را نشانیدند. bible_en_fa And it was told him by certain which said, Thy mother and thy brethren stand without, desiring to see thee. پس آن پنج نان و دوماهی را گرفته، به سوی آسمان نگریست و آنها رابرکت داده، پاره نمود و به شاگردان خود داد تاپیش مردم گذارند. bible_en_fa And he answered and said unto them, My mother and my brethren are these which hear the word of God, and do it. پس همه خورده سیرشدند. و دوازده سبد پر از پاره های باقی‌مانده برداشتند. bible_en_fa Now it came to pass on a certain day, that he went into a ship with his disciples: and he said unto them, Let us go over unto the other side of the lake. And they launched forth. و هنگامی که او به تنهایی دعا می‌کرد وشاگردانش همراه او بودند، از ایشان پرسیده، گفت: «مردم مرا که می‌دانند؟» bible_en_fa But as they sailed he fell asleep: and there came down a storm of wind on the lake; and they were filled with water, and were in jeopardy. در جواب گفتند: «یحیی تعمید‌دهنده و بعضی الیاس ودیگران می‌گویند که یکی از انبیای پیشین برخاسته است.» bible_en_fa And they came to him, and awoke him, saying, Master, master, we perish. Then he arose, and rebuked the wind and the raging of the water: and they ceased, and there was a calm. بدیشان گفت: «شما مرا که می‌دانید؟» پطرس در جواب گفت: «مسیح خدا.» bible_en_fa And he said unto them, Where is your faith? And they being afraid wondered, saying one to another, What manner of man is this! for he commandeth even the winds and water, and they obey him. پس ایشان را قدغن بلیغ فرمود که هیچ‌کس را از این اطلاع مدهید. bible_en_fa And they arrived at the country of the Gadarenes, which is over against Galilee. و گفت: «لازم است که پسر انسان زحمت بسیار بیند و از مشایخ وروسای کهنه و کاتبان رد شده کشته شود و روزسوم برخیزد.» bible_en_fa And when he went forth to land, there met him out of the city a certain man, which had devils long time, and ware no clothes, neither abode in any house, but in the tombs. پس به همه گفت: «اگر کسی بخواهد مراپیروی کند می‌باید نفس خود را انکار نموده، صلیب خود را هر روزه بردارد و مرا متابعت کند. bible_en_fa When he saw Jesus, he cried out, and fell down before him, and with a loud voice said, What have I to do with thee, Jesus, thou Son of God most high? I beseech thee, torment me not. زیرا هر‌که بخواهد جان خود را خلاصی دهدآن را هلاک سازد و هر کس جان خود را بجهت من تلف کرد، آن را نجات خواهد داد. bible_en_fa (For he had commanded the unclean spirit to come out of the man. For oftentimes it had caught him: and he was kept bound with chains and in fetters; and he brake the bands, and was driven of the devil into the wilderness.) زیراانسان را چه فایده دارد که تمام جهان را ببرد ونفس خود را بر باد دهد یا آن را زیان رساند. bible_en_fa And Jesus asked him, saying, What is thy name? And he said, Legion: because many devils were entered into him. زیرا هر‌که از من و کلام من عار دارد پسر انسان نیز وقتی که در جلال خود و جلال پدر و ملائکه مقدسه آید از او عار خواهد داشت. bible_en_fa And they besought him that he would not command them to go out into the deep. لیکن هرآینه به شما می‌گویم که بعضی از حاضرین دراینجا هستند که تا ملکوت خدا را نبینند ذائقه موت را نخواهند چشید.» bible_en_fa And there was there an herd of many swine feeding on the mountain: and they besought him that he would suffer them to enter into them. And he suffered them. و از این کلام قریب به هشت روز گذشته بود که پطرس و یوحنا و یعقوب را برداشته برفراز کوهی برآمد تا دعا کند. bible_en_fa Then went the devils out of the man, and entered into the swine: and the herd ran violently down a steep place into the lake, and were choked. و چون دعامی کرد هیات چهره او متبدل گشت و لباس اوسفید و درخشان شد. bible_en_fa When they that fed them saw what was done, they fled, and went and told it in the city and in the country. که ناگاه دو مرد یعنی موسی و الیاس با وی ملاقات کردند. bible_en_fa Then they went out to see what was done; and came to Jesus, and found the man, out of whom the devils were departed, sitting at the feet of Jesus, clothed, and in his right mind: and they were afraid. و به هیات جلالی ظاهر شده درباره رحلت او که می‌بایست به زودی در اورشلیم واقع شود گفتگومی کردند. bible_en_fa They also which saw it told them by what means he that was possessed of the devils was healed. اما پطرس و رفقایش را خواب در ربود. پس بیدار شده جلال او و آن دو مرد را که با وی بودند، دیدند. bible_en_fa Then the whole multitude of the country of the Gadarenes round about besought him to depart from them; for they were taken with great fear: and he went up into the ship, and returned back again. و چون آن دو نفر از او جدامی شدند، پطرس به عیسی گفت که «ای استاد، بودن ما در اینجا خوب است. پس سه سایبان بسازیم یکی برای تو و یکی برای موسی ودیگری برای الیاس.» زیرا که نمی دانست چه می‌گفت. bible_en_fa Now the man out of whom the devils were departed besought him that he might be with him: but Jesus sent him away, saying, و این سخن هنوز بر زبانش می‌بود که ناگاه ابری پدیدار شده بر ایشان سایه افکند وچون داخل ابر می‌شدند، ترسان گردیدند. bible_en_fa Return to thine own house, and shew how great things God hath done unto thee. And he went his way, and published throughout the whole city how great things Jesus had done unto him. آنگاه صدایی از ابر برآمد که «این است پسرحبیب من، او را بشنوید.» bible_en_fa And it came to pass, that, when Jesus was returned, the people gladly received him: for they were all waiting for him. و چون این آوازرسید عیسی را تنها یافتند و ایشان ساکت ماندندو از آنچه دیده بودند هیچ‌کس را در آن ایام خبرندادند. bible_en_fa And, behold, there came a man named Jairus, and he was a ruler of the synagogue: and he fell down at Jesus' feet, and besought him that he would come into his house: و در روز بعد چون ایشان از کوه به زیرآمدند، گروهی بسیار او را استقبال نمودند. bible_en_fa For he had one only daughter, about twelve years of age, and she lay a dying. But as he went the people thronged him. که ناگاه مردی از آن میان فریادکنان گفت: «ای استادبه تو التماس می‌کنم که بر پسر من لطف فرمایی زیرا یگانه من است. bible_en_fa And a woman having an issue of blood twelve years, which had spent all her living upon physicians, neither could be healed of any, که ناگاه روحی او رامی گیرد و دفعه صیحه می‌زند و کف کرده مصروع می‌شود و او را فشرده به دشواری رها می‌کند. bible_en_fa Came behind him, and touched the border of his garment: and immediately her issue of blood stanched. و از شاگردانت درخواست کردم که او را بیرون کنند نتوانستند.» bible_en_fa And Jesus said, Who touched me? When all denied, Peter and they that were with him said, Master, the multitude throng thee and press thee, and sayest thou, Who touched me? عیسی در جواب گفت: «ای فرقه بی‌ایمان کج روش، تا کی با شما باشم و متحمل شما گردم. پسر خود را اینجا بیاور.» bible_en_fa And Jesus said, Somebody hath touched me: for I perceive that virtue is gone out of me. و چون او می‌آمددیو او را دریده مصروع نمود. اما عیسی آن روح خبیث را نهیب داده طفل را شفا بخشید وبه پدرش سپرد. bible_en_fa And when the woman saw that she was not hid, she came trembling, and falling down before him, she declared unto him before all the people for what cause she had touched him and how she was healed immediately. و همه از بزرگی خدامتحیر شدند و وقتی که همه از تمام اعمال عیسی متعجب شدند به شاگردان خودگفت: bible_en_fa And he said unto her, Daughter, be of good comfort: thy faith hath made thee whole; go in peace. «این سخنان را در گوشهای خود فراگیریدزیرا که پسر انسان به‌دستهای مردم تسلیم خواهدشد.» bible_en_fa While he yet spake, there cometh one from the ruler of the synagogue's house, saying to him, Thy daughter is dead; trouble not the Master. ولی این سخن را درک نکردند و از ایشان مخفی داشته شد که آن را نفهمند و ترسیدند که آن را از وی بپرسند. bible_en_fa But when Jesus heard it, he answered him, saying, Fear not: believe only, and she shall be made whole. و در میان ایشان مباحثه شد که کدام‌یک ازما بزرگتر است. bible_en_fa And when he came into the house, he suffered no man to go in, save Peter, and James, and John, and the father and the mother of the maiden. عیسی خیال دل ایشان راملتفت شده طفلی بگرفت و او را نزد خود برپاداشت. bible_en_fa And all wept, and bewailed her: but he said, Weep not; she is not dead, but sleepeth. و به ایشان گفت: «هر‌که این طفل را به نام من قبول کند، مرا قبول کرده باشد و هر‌که مراپذیرد، فرستنده مرا پذیرفته باشد. زیرا هر‌که ازجمیع شما کوچکتر باشد، همان بزرگ خواهدبود.» bible_en_fa And they laughed him to scorn, knowing that she was dead. یوحنا جواب داده گفت: «ای استادشخصی را دیدیم که به نام تو دیوها را اخراج می‌کند و او را منع نمودیم، از آن رو که پیروی مانمی کند.» bible_en_fa And he put them all out, and took her by the hand, and called, saying, Maid, arise. عیسی بدو گفت: «او را ممانعت مکنید. زیرا هر‌که ضد شما نیست با شماست.» bible_en_fa And her spirit came again, and she arose straightway: and he commanded to give her meat. و چون روزهای صعود او نزدیک می‌شدروی خود را به عزم ثابت به سوی اورشلیم نهاد. bible_en_fa And her parents were astonished: but he charged them that they should tell no man what was done. پس رسولان پیش از خود فرستاده، ایشان رفته به بلدی از بلاد سامریان وارد گشتند تا برای اوتدارک بینند. bible_en_fa Then he called his twelve disciples together, and gave them power and authority over all devils, and to cure diseases. اما او را جای ندادند از آن رو که عازم اورشلیم می‌بود. bible_en_fa And he sent them to preach the kingdom of God, and to heal the sick. و چون شاگردان او، یعقوب و یوحنا این را دیدند گفتند: «ای خداوند آیا می‌خواهی بگوییم که آتش از آسمان باریده اینها را فرو‌گیرد چنانکه الیاس نیز کرد؟ bible_en_fa And he said unto them, Take nothing for your journey, neither staves, nor scrip, neither bread, neither money; neither have two coats apiece. آنگاه روی گردانیده بدیشان گفت: «نمی دانید که شما ازکدام نوع روح هستید. bible_en_fa And whatsoever house ye enter into, there abide, and thence depart. زیرا که پسر انسان نیامده است تا جان مردم را هلاک سازد بلکه تانجات دهد.» پس به قریه‌ای دیگر رفتند. bible_en_fa And whosoever will not receive you, when ye go out of that city, shake off the very dust from your feet for a testimony against them. و هنگامی که ایشان می‌رفتند در اثنای راه شخصی بدو گفت: «خداوندا هر جا روی تو رامتابعت کنم.» bible_en_fa And they departed, and went through the towns, preaching the gospel, and healing every where. عیسی به وی گفت: «روباهان راسوراخها است و مرغان هوا را آشیانه‌ها، لیکن پسر انسان را جای سر نهادن نیست.» bible_en_fa Now Herod the tetrarch heard of all that was done by him: and he was perplexed, because that it was said of some, that John was risen from the dead; و به دیگری گفت: «از عقب من بیا.» گفت: «خداوندااول مرا رخصت ده تا بروم پدر خود را دفن کنم.» bible_en_fa And of some, that Elias had appeared; and of others, that one of the old prophets was risen again. عیسی وی را گفت: «بگذار مردگان مردگان خود را دفن کنند. اما تو برو و به ملکوت خداموعظه کن.» bible_en_fa And Herod said, John have I beheaded: but who is this, of whom I hear such things? And he desired to see him. و کسی دیگر گفت: «خداوندا تورا پیروی می‌کنم لیکن اول رخصت ده تا اهل خانه خود را وداع نمایم.»عیسی وی را گفت: «کسی‌که دست را به شخم زدن دراز کرده از پشت سر نظر کند، شایسته ملکوت خدا نمی باشد.» bible_en_fa And the apostles, when they were returned, told him all that they had done. And he took them, and went aside privately into a desert place belonging to the city called Bethsaida. عیسی وی را گفت: «کسی‌که دست را به شخم زدن دراز کرده از پشت سر نظر کند، شایسته ملکوت خدا نمی باشد.» bible_en_fa And the people, when they knew it, followed him: and he received them, and spake unto them of the kingdom of God, and healed them that had need of healing. و بعد از این امور، خداوند هفتاد نفر دیگر را نیز تعیین فرموده، ایشان را جفت جفت پیش روی خود به هر شهری و موضعی که خود عزیمت آن داشت، فرستاد. bible_en_fa And when the day began to wear away, then came the twelve, and said unto him, Send the multitude away, that they may go into the towns and country round about, and lodge, and get victuals: for we are here in a desert place. پس بدیشان گفت: «حصاد بسیار است و عمله کم. پس ازصاحب حصاد درخواست کنید تا عمله ها برای حصاد خود بیرون نماید. bible_en_fa But he said unto them, Give ye them to eat. And they said, We have no more but five loaves and two fishes; except we should go and buy meat for all this people. بروید، اینک من شما را چون بره‌ها در میان گرگان می‌فرستم. bible_en_fa For they were about five thousand men. And he said to his disciples, Make them sit down by fifties in a company. وکیسه و توشه‌دان و کفشها با خود برمدارید وهیچ‌کس را در راه سلام منمایید، bible_en_fa And they did so, and made them all sit down. و در هرخانه‌ای که داخل شوید، اول گویید سلام بر این خانه باد. bible_en_fa Then he took the five loaves and the two fishes, and looking up to heaven, he blessed them, and brake, and gave to the disciples to set before the multitude. پس هرگاه ابن السلام در آن خانه باشد، سلام شما بر آن قرار گیرد والا به سوی شما راجع شود. bible_en_fa And they did eat, and were all filled: and there was taken up of fragments that remained to them twelve baskets. و در آن خانه توقف نمایید و از آنچه دارند بخورید و بیاشامید، زیرا که مزدور مستحق اجرت خود است و از خانه به خانه نقل مکنید. bible_en_fa And it came to pass, as he was alone praying, his disciples were with him: and he asked them, saying, Whom say the people that I am? ودر هر شهری که رفتید و شما را پذیرفتند، از آنچه پیش شما گذارند بخورید. bible_en_fa They answering said, John the Baptist; but some say, Elias; and others say, that one of the old prophets is risen again. و مریضان آنجا راشفا دهید و بدیشان گویید ملکوت خدا به شمانزدیک شده است. bible_en_fa He said unto them, But whom say ye that I am? Peter answering said, The Christ of God. لیکن در هر شهری که رفتیدو شما را قبول نکردند، به کوچه های آن شهربیرون شده بگویید، bible_en_fa And he straitly charged them, and commanded them to tell no man that thing; حتی خاکی که از شهرشما بر ما نشسته است، بر شما می‌افشانیم. لیکن این را بدانید که ملکوت خدا به شما نزدیک شده است. bible_en_fa Saying, The Son of man must suffer many things, and be rejected of the elders and chief priests and scribes, and be slain, and be raised the third day. و به شما می‌گویم که حالت سدوم در آن روز، از حالت آن شهر سهل تر خواهد بود. bible_en_fa And he said to them all, If any man will come after me, let him deny himself, and take up his cross daily, and follow me. وای بر تو‌ای خورزین؛ وای بر تو‌ای بیت صیدا، زیرا اگر معجزاتی که در شما ظاهر شددر صور و صیدون ظاهر می‌شد، هرآینه مدتی درپلاس و خاکستر نشسته، توبه می‌کردند. bible_en_fa For whosoever will save his life shall lose it: but whosoever will lose his life for my sake, the same shall save it. لیکن حالت صور و صیدون در روز جزا، از حال شماآسانتر خواهد بود. bible_en_fa For what is a man advantaged, if he gain the whole world, and lose himself, or be cast away? و تو‌ای کفرناحوم که سر به آسمان افراشته‌ای، تا به حهنم سرنگون خواهی شد. bible_en_fa For whosoever shall be ashamed of me and of my words, of him shall the Son of man be ashamed, when he shall come in his own glory, and in his Father's, and of the holy angels. آنکه شما را شنود، مرا شنیده و کسی‌که شما را حقیر شمارد مرا حقیر شمرده و هر‌که مراحقیر شمارد فرستنده مرا حقیر شمرده باشد.» bible_en_fa But I tell you of a truth, there be some standing here, which shall not taste of death, till they see the kingdom of God. پس آن هفتاد نفر با خرمی برگشته گفتند: «ای خداوند، دیوها هم به اسم تو اطاعت مامی کنند.» bible_en_fa And it came to pass about an eight days after these sayings, he took Peter and John and James, and went up into a mountain to pray. بدیشان گفت: «من شیطان را دیدم که چون برق از آسمان می‌افتد. bible_en_fa And as he prayed, the fashion of his countenance was altered, and his raiment was white and glistering. اینک شما راقوت می‌بخشم که ماران و عقربها و تمامی قوت دشمن را پایمال کنید و چیزی به شما ضرر هرگزنخواهد رسانید. bible_en_fa And, behold, there talked with him two men, which were Moses and Elias: ولی از این شادی مکنید که ارواح اطاعت شما می‌کنند بلکه بیشتر شاد باشیدکه نامهای شما در آسمان مرقوم است.» bible_en_fa Who appeared in glory, and spake of his decease which he should accomplish at Jerusalem. در همان ساعت، عیسی در روح وجدنموده گفت: «ای پدر مالک آسمان و زمین، تو راسپاس می‌کنم که این امور را از دانایان وخردمندان مخفی داشتی و بر کودکان مکشوف ساختی. بلی‌ای پدر، چونکه همچنین منظور نظرتو افتاد.» bible_en_fa But Peter and they that were with him were heavy with sleep: and when they were awake, they saw his glory, and the two men that stood with him. و به سوی شاگردان خود توجه نموده گفت: «همه‌چیز را پدر به من سپرده است. وهیچ‌کس نمی شناسد که پسر کیست، جز پدر و نه که پدر کیست، غیر از پسر و هر‌که پسر بخواهدبرای او مکشوف سازد.» bible_en_fa And it came to pass, as they departed from him, Peter said unto Jesus, Master, it is good for us to be here: and let us make three tabernacles; one for thee, and one for Moses, and one for Elias: not knowing what he said. و در خلوت به شاگردان خود التفات فرموده گفت: «خوشابحال چشمانی که آنچه شما می‌بینید، می‌بینند. bible_en_fa While he thus spake, there came a cloud, and overshadowed them: and they feared as they entered into the cloud. زیرابه شما می‌گویم بسا انبیا و پادشاهان می‌خواستندآنچه شما می‌بینید، بنگرند و ندیدند و آنچه شمامی شنوید، بشنوند و نشنیدند.» bible_en_fa And there came a voice out of the cloud, saying, This is my beloved Son: hear him. ناگاه یکی از فقها برخاسته از روی امتحان به وی گفت: «ای استاد چه کنم تا وارث حیات جاودانی گردم؟» bible_en_fa And when the voice was past, Jesus was found alone. And they kept it close, and told no man in those days any of those things which they had seen. به وی گفت: «در تورات چه نوشته شده است و چگونه می‌خوانی؟» bible_en_fa And it came to pass, that on the next day, when they were come down from the hill, much people met him. جواب داده، گفت: «اینکه خداوند خدای خود را به تمام دل و تمام نفس و تمام توانایی و تمام فکر خودمحبت نما و همسایه خود را مثل نفس خود.» bible_en_fa And, behold, a man of the company cried out, saying, Master, I beseech thee, look upon my son: for he is mine only child. گفت: «نیکو جواب گفتی. چنین بکن که خواهی زیست.» bible_en_fa And, lo, a spirit taketh him, and he suddenly crieth out; and it teareth him that he foameth again, and bruising him hardly departeth from him. لیکن او چون خواست خودرا عادل نماید، به عیسی گفت: «و همسایه من کیست؟» bible_en_fa And I besought thy disciples to cast him out; and they could not. عیسی در جواب وی گفت: «مردی که ازاورشلیم به سوی اریحا می‌رفت، به‌دستهای دزدان افتاد و او را برهنه کرده مجروح ساختند واو را نیم مرده واگذارده برفتند. bible_en_fa And Jesus answering said, O faithless and perverse generation, how long shall I be with you, and suffer you? Bring thy son hither. اتفاق کاهنی ازآن راه می‌آمد، چون او را بدید از کناره دیگررفت. bible_en_fa And as he was yet a coming, the devil threw him down, and tare him. And Jesus rebuked the unclean spirit, and healed the child, and delivered him again to his father. همچنین شخصی لاوی نیز از آنجا عبورکرده نزدیک آمد و بر او نگریسته از کناره دیگربرفت. bible_en_fa And they were all amazed at the mighty power of God. But while they wondered every one at all things which Jesus did, he said unto his disciples, «لیکن شخصی سامری که مسافر بود نزدوی آمده چون او را بدید، دلش بر وی بسوخت. bible_en_fa Let these sayings sink down into your ears: for the Son of man shall be delivered into the hands of men. پس پیش آمده بر زخمهای او روغن و شراب ریخته آنها را بست واو را بر مرکب خود سوارکرده به‌کاروانسرای رسانید و خدمت او کرد. bible_en_fa But they understood not this saying, and it was hid from them, that they perceived it not: and they feared to ask him of that saying. بامدادان چون روانه می‌شد، دو دینار درآورده به‌سرایدار داد و بدو گفت این شخص را متوجه باش و آنچه بیش از این خرج کنی، در حین مراجعت به تو دهم. bible_en_fa Then there arose a reasoning among them, which of them should be greatest. «پس به نظر تو کدام‌یک از این سه نفرهمسایه بود با آن شخص که به‌دست دزدان افتاد؟» bible_en_fa And Jesus, perceiving the thought of their heart, took a child, and set him by him, گفت: «آنکه بر او رحمت کرد.» عیسی وی را گفت: «برو و تو نیز همچنان کن.» bible_en_fa And said unto them, Whosoever shall receive this child in my name receiveth me: and whosoever shall receive me receiveth him that sent me: for he that is least among you all, the same shall be great. و هنگامی که می‌رفتند او وارد بلدی شد وزنی که مرتاه نام داشت، او را به خانه خودپذیرفت. bible_en_fa And John answered and said, Master, we saw one casting out devils in thy name; and we forbad him, because he followeth not with us. و او را خواهری مریم نام بود که نزدپایهای عیسی نشسته کلام او را می‌شنید. bible_en_fa And Jesus said unto him, Forbid him not: for he that is not against us is for us. امامرتاه بجهت زیادتی خدمت مضطرب می‌بود. پس نزدیک آمده، گفت: «ای خداوند آیا تو راباکی نیست که خواهرم مرا واگذارد که تنهاخدمت کنم، او را بفرما تا مرا یاری کند.» bible_en_fa And it came to pass, when the time was come that he should be received up, he stedfastly set his face to go to Jerusalem, عیسی در جواب وی گفت: «ای مرتاه، ای مرتاه تو در چیزهای بسیار اندیشه و اضطراب داری.لیکن یک چیز لازم است و مریم آن نصیب خوب را اختیار کرده است که از او گرفته نخواهد شد.» bible_en_fa And sent messengers before his face: and they went, and entered into a village of the Samaritans, to make ready for him. لیکن یک چیز لازم است و مریم آن نصیب خوب را اختیار کرده است که از او گرفته نخواهد شد.» bible_en_fa And they did not receive him, because his face was as though he would go to Jerusalem. و هنگامی که او در موضعی دعا می‌کردچون فارغ شد، یکی از شاگردانش به وی گفت: «خداوندا دعا کردن را به ما تعلیم نما، چنانکه یحیی شاگردان خود را بیاموخت.» bible_en_fa And when his disciples James and John saw this, they said, Lord, wilt thou that we command fire to come down from heaven, and consume them, even as Elias did? بدیشان گفت: «هرگاه دعا کنید گویید‌ای پدرما که در آسمانی، نام تو مقدس باد. ملکوت توبیاید. اراده تو چنانکه در آسمان است در زمین نیزکرده شود. bible_en_fa But he turned, and rebuked them, and said, Ye know not what manner of spirit ye are of. نان کفاف ما را روز به روز به ما بده. bible_en_fa For the Son of man is not come to destroy men's lives, but to save them. And they went to another village. و گناهان ما را ببخش زیرا که ما نیز هر قرضدار خود را می‌بخشیم. و ما را در آزمایش میاور، بلکه ما را از شریر رهایی ده.» bible_en_fa And it came to pass, that, as they went in the way, a certain man said unto him, Lord, I will follow thee whithersoever thou goest. و بدیشان گفت: «کیست از شما که دوستی داشته باشد و نصف شب نزد وی آمده بگوید‌ای دوست سه قرص نان به من قرض ده، bible_en_fa And Jesus said unto him, Foxes have holes, and birds of the air have nests; but the Son of man hath not where to lay his head. چونکه یکی از دوستان من از سفر بر من وارد شده وچیزی ندارم که پیش او گذارم. bible_en_fa And he said unto another, Follow me. But he said, Lord, suffer me first to go and bury my father. پس او از اندرون در جواب گوید مرا زحمت مده، زیرا که الان دربسته است و بچه های من در رختخواب با من خفته‌اند نمی توانم برخاست تا به تو دهم. bible_en_fa Jesus said unto him, Let the dead bury their dead: but go thou and preach the kingdom of God. به شمامی گویم هر‌چند به علت دوستی برنخیزد تا بدودهد، لیکن بجهت لجاجت خواهد برخاست و هرآنچه حاجت دارد، بدو خواهد داد. bible_en_fa And another also said, Lord, I will follow thee; but let me first go bid them farewell, which are at home at my house. «و من به شما می‌گویم سوال کنید که به شماداده خواهد شد. بطلبید که خواهید یافت. بکوبیدکه برای شما بازکرده خواهد شد. bible_en_fa And Jesus said unto him, No man, having put his hand to the plough, and looking back, is fit for the kingdom of God. زیرا هر‌که سوال کند، یابد و هر‌که بطلبد، خواهد یافت وهرکه کوبد، برای او باز کرده خواهد شد. bible_en_fa After these things the Lord appointed other seventy also, and sent them two and two before his face into every city and place, whither he himself would come. وکیست از شما که پدر باشد و پسرش از او نان خواهد، سنگی بدو دهد یا اگر ماهی خواهد، به عوض ماهی ماری بدو بخشد، bible_en_fa Therefore said he unto them, The harvest truly is great, but the labourers are few: pray ye therefore the Lord of the harvest, that he would send forth labourers into his harvest. یا اگرتخم‌مرغی بخواهد، عقربی بدو عطا کند. bible_en_fa Go your ways: behold, I send you forth as lambs among wolves. پس اگر شما با آنکه شریر هستید می‌دانید چیزهای نیکو را به اولاد خود باید داد، چند مرتبه زیادترپدر آسمانی شما روح‌القدس را خواهد داد به هرکه از او سوال کند.» bible_en_fa Carry neither purse, nor scrip, nor shoes: and salute no man by the way. و دیوی را که گنگ بود بیرون می‌کرد وچون دیو بیرون شد، گنگ گویا گردید و مردم تعجب نمودند. bible_en_fa And into whatsoever house ye enter, first say, Peace be to this house. لیکن بعضی از ایشان گفتند که «دیوها را به یاری بعلزبول رئیس دیوها بیرون می‌کند.» bible_en_fa And if the son of peace be there, your peace shall rest upon it: if not, it shall turn to you again. و دیگران از روی امتحان آیتی آسمانی از او طلب نمودند. bible_en_fa And in the same house remain, eating and drinking such things as they give: for the labourer is worthy of his hire. Go not from house to house. پس او خیالات ایشان را درک کرده بدیشان گفت: «هر مملکتی که برخلاف خود منقسم شود، تباه گردد و خانه‌ای که بر خانه منقسم شود، منهدم گردد. bible_en_fa And into whatsoever city ye enter, and they receive you, eat such things as are set before you: پس شیطان نیز اگر به ضد خود منقسم شود سلطنت اوچگونه پایدار بماند. زیرا می‌گویید که من به اعانت بعلزبول دیوها را بیرون می‌کنم. bible_en_fa And heal the sick that are therein, and say unto them, The kingdom of God is come nigh unto you. پس اگرمن دیوها را به وساطت بعلزبول بیرون می‌کنم، پسران شما به وساطت که آنها را بیرون می‌کنند؟ از اینجهت ایشان داوران بر شما خواهند بود. bible_en_fa But into whatsoever city ye enter, and they receive you not, go your ways out into the streets of the same, and say, لیکن هرگاه به انگشت خدا دیوها را بیرون می‌کنم، هرآینه ملکوت خدا ناگهان بر شما آمده است. bible_en_fa Even the very dust of your city, which cleaveth on us, we do wipe off against you: notwithstanding be ye sure of this, that the kingdom of God is come nigh unto you. وقتی که مرد زورآور سلاح پوشیده خانه خود را نگاه دارد، اموال او محفوظ می‌باشد. bible_en_fa But I say unto you, that it shall be more tolerable in that day for Sodom, than for that city. اما چون شخصی زورآورتر از او آید بر او غلبه یافته همه اسلحه او را که بدان اعتماد می‌داشت، از او می‌گیرد و اموال او را تقسیم می‌کند. bible_en_fa Woe unto thee, Chorazin! woe unto thee, Bethsaida! for if the mighty works had been done in Tyre and Sidon, which have been done in you, they had a great while ago repented, sitting in sackcloth and ashes. کسی‌که با من نیست، برخلاف من است و آنکه با من جمع نمی کند، پراکنده می‌سازد. bible_en_fa But it shall be more tolerable for Tyre and Sidon at the judgment, than for you. چون روح پلید از انسان بیرون آید به مکانهای بی‌آب بطلب آرامی گردش می‌کند وچون نیافت می‌گوید به خانه خود که از آن بیرون آمدم برمی گردم. bible_en_fa And thou, Capernaum, which art exalted to heaven, shalt be thrust down to hell. پس چون آید، آن را جاروب کرده شده و آراسته می‌بیند. bible_en_fa He that heareth you heareth me; and he that despiseth you despiseth me; and he that despiseth me despiseth him that sent me. آنگاه می‌رود وهفت روح دیگر، شریرتر از خود برداشته داخل شده در آنجا ساکن می‌گردد و اواخر آن شخص ازاوائلش بدتر می‌شود.» bible_en_fa And the seventy returned again with joy, saying, Lord, even the devils are subject unto us through thy name. چون او این سخنان را می‌گفت، زنی از آن میان به آواز بلند وی را گفت «خوشابحال آن رحمی که تو را حمل کرد و پستانهایی که مکیدی.» bible_en_fa And he said unto them, I beheld Satan as lightning fall from heaven. لیکن او گفت: «بلکه خوشابحال آنانی که کلام خدا را می‌شنوند و آن را حفظمی کنند.» bible_en_fa Behold, I give unto you power to tread on serpents and scorpions, and over all the power of the enemy: and nothing shall by any means hurt you. و هنگامی که مردم بر او ازدحام می‌نمودند، سخن‌گفتن آغاز کرد که «اینان فرقه‌ای شریرند که آیتی طلب می‌کنند و آیتی بدیشان عطا نخواهدشد، جز آیت یونس نبی. bible_en_fa Notwithstanding in this rejoice not, that the spirits are subject unto you; but rather rejoice, because your names are written in heaven. زیرا چنانکه یونس برای اهل نینوا آیت شد، همچنین پسر انسان نیزبرای این فرقه خواهد بود. bible_en_fa In that hour Jesus rejoiced in spirit, and said, I thank thee, O Father, Lord of heaven and earth, that thou hast hid these things from the wise and prudent, and hast revealed them unto babes: even so, Father; for so it seemed good in thy sight. ملکه جنوب در روزداوری با مردم این فرقه برخاسته، بر ایشان حکم خواهد کرد زیرا که از اقصای زمین آمد تا حکمت سلیمان را بشنود و اینک در اینجا کسی بزرگتر ازسلیمان است. bible_en_fa All things are delivered to me of my Father: and no man knoweth who the Son is, but the Father; and who the Father is, but the Son, and he to whom the Son will reveal him. مردم نینوا در روز داوری با این طبقه برخاسته بر ایشان حکم خواهند کرد زیرا که به موعظه یونس توبه کردند و اینک در اینجا کسی بزرگتر از یونس است. bible_en_fa And he turned him unto his disciples, and said privately, Blessed are the eyes which see the things that ye see: و هیچ‌کس چراغی نمی افروزد تا آن را درپنهانی یا زیر پیمانه‌ای بگذارد، بلکه بر چراغدان، تا هر‌که داخل شود روشنی را بیند. bible_en_fa For I tell you, that many prophets and kings have desired to see those things which ye see, and have not seen them; and to hear those things which ye hear, and have not heard them. چراغ بدن چشم است، پس مادامی که چشم تو بسیط است تمامی جسدت نیز روشن است و لیکن اگر فاسدباشد، جسد تو نیز تاریک بود. bible_en_fa And, behold, a certain lawyer stood up, and tempted him, saying, Master, what shall I do to inherit eternal life? پس باحذر باش مبادا نوری که در تو است، ظلمت باشد. bible_en_fa He said unto him, What is written in the law? how readest thou? بنابراین هرگاه تمامی جسم تو روشن باشد وذره‌ای ظلمت نداشته باشد همه‌اش روشن خواهد بود، مثل وقتی که چراغ به تابش خود، تورا روشنایی می‌دهد.» bible_en_fa And he answering said, Thou shalt love the Lord thy God with all thy heart, and with all thy soul, and with all thy strength, and with all thy mind; and thy neighbour as thyself. و هنگامی که سخن می‌گفت یکی ازفریسیان از او وعده خواست که در خانه اوچاشت بخورد. پس داخل شده بنشست. bible_en_fa And he said unto him, Thou hast answered right: this do, and thou shalt live. امافریسی چون دید که پیش از چاشت دست نشست، تعجب نمود. bible_en_fa But he, willing to justify himself, said unto Jesus, And who is my neighbour? خداوند وی را گفت: «همانا شما‌ای فریسیان بیرون پیاله و بشقاب راطاهر می‌سازید ولی درون شما پر از حرص وخباثت است. bible_en_fa And Jesus answering said, A certain man went down from Jerusalem to Jericho, and fell among thieves, which stripped him of his raiment, and wounded him, and departed, leaving him half dead. ‌ای احمقان آیا او که بیرون راآفرید، اندرون را نیز نیافرید؟ bible_en_fa And by chance there came down a certain priest that way: and when he saw him, he passed by on the other side. بلکه از آنچه دارید، صدقه دهید که اینک همه‌چیز برای شماطاهر خواهد گشت. bible_en_fa And likewise a Levite, when he was at the place, came and looked on him, and passed by on the other side. وای بر شما‌ای فریسیان که ده‌یک از نعناع و سداب و هر قسم سبزی رامی دهید و از دادرسی و محبت خدا تجاوزمی نمایید، اینها را می‌باید به‌جا آورید و آنها رانیز ترک نکنید. bible_en_fa But a certain Samaritan, as he journeyed, came where he was: and when he saw him, he had compassion on him, وای بر شما‌ای فریسیان که صدر کنایس و سلام در بازارها را دوست می‌دارید. bible_en_fa And went to him, and bound up his wounds, pouring in oil and wine, and set him on his own beast, and brought him to an inn, and took care of him. وای بر شما‌ای کاتبان و فریسیان ریاکار زیرا که مانند قبرهای پنهان شده هستید که مردم بر آنها راه می‌روند و نمی دانند.» bible_en_fa And on the morrow when he departed, he took out two pence, and gave them to the host, and said unto him, Take care of him; and whatsoever thou spendest more, when I come again, I will repay thee. آنگاه یکی از فقها جواب داده گفت: «ای معلم، بدین سخنان ما را نیز سرزنش می‌کنی؟» bible_en_fa Which now of these three, thinkest thou, was neighbour unto him that fell among the thieves? گفت «وای بر شما نیز‌ای فقها زیرا که بارهای گران را بر مردم می‌نهید و خود بر آن بارها، یک انگشت خود را نمی گذارید. bible_en_fa And he said, He that shewed mercy on him. Then said Jesus unto him, Go, and do thou likewise. وای بر شما زیراکه مقابر انبیا را بنا می‌کنید و پدران شما ایشان راکشتند. bible_en_fa Now it came to pass, as they went, that he entered into a certain village: and a certain woman named Martha received him into her house. پس به‌کارهای پدران خود شهادت می‌دهید و از آنها راضی هستید، زیرا آنها ایشان را کشتند و شما قبرهای ایشان را می‌سازید. bible_en_fa And she had a sister called Mary, which also sat at Jesus' feet, and heard his word. ازاین‌رو حکمت خدا نیز فرموده است که به سوی ایشان انبیا و رسولان می‌فرستم و بعضی از ایشان را خواهند کشت و بر بعضی جفا کرد، bible_en_fa But Martha was cumbered about much serving, and came to him, and said, Lord, dost thou not care that my sister hath left me to serve alone? bid her therefore that she help me. تا انتقام خون جمیع انبیا که از بنای عالم ریخته شد از این طبقه گرفته شود. bible_en_fa And Jesus answered and said unto her, Martha, Martha, thou art careful and troubled about many things: از خون هابیل تا خون زکریاکه در میان مذبح و هیکل کشته شد. بلی به شمامی گویم که از این فرقه بازخواست خواهد شد. bible_en_fa But one thing is needful: and Mary hath chosen that good part, which shall not be taken away from her. وای بر شما‌ای فقها، زیرا کلید معرفت رابرداشته‌اید که خود داخل نمی شوید و داخل‌شوندگان را هم مانع می‌شوید.» bible_en_fa And it came to pass, that, as he was praying in a certain place, when he ceased, one of his disciples said unto him, Lord, teach us to pray, as John also taught his disciples. و چون او این سخنان را بدیشان می‌گفت، کاتبان و فریسیان با او بشدت درآویختند و درمطالب بسیار سوالها از او می‌کردند.و در کمین او می‌بودند تا نکته‌ای از زبان او گرفته مدعی اوبشوند. bible_en_fa And he said unto them, When ye pray, say, Our Father which art in heaven, Hallowed be thy name. Thy kingdom come. Thy will be done, as in heaven, so in earth. و در کمین او می‌بودند تا نکته‌ای از زبان او گرفته مدعی اوبشوند. bible_en_fa Give us day by day our daily bread. و در آن میان، وقتی که هزاران از خلق جمع شدند، به نوعی که یکدیگر راپایمال می‌کردند، به شاگردان خود به سخن‌گفتن شروع کرد. «اول آنکه از خمیرمایه فریسیان که ریاکاری است احتیاط کنید. bible_en_fa And forgive us our sins; for we also forgive every one that is indebted to us. And lead us not into temptation; but deliver us from evil. زیرا چیزی نهفته نیست که آشکار نشود و نه مستوری که معلوم نگردد. bible_en_fa And he said unto them, Which of you shall have a friend, and shall go unto him at midnight, and say unto him, Friend, lend me three loaves; بنابراین آنچه در تاریکی گفته‌اید، درروشنایی شنیده خواهد شد و آنچه در خلوتخانه در گوش گفته‌اید بر پشت بامها ندا شود. bible_en_fa For a friend of mine in his journey is come to me, and I have nothing to set before him? لیکن‌ای دوستان من، به شما می‌گویم از قاتلان جسم که قدرت ندارند بیشتر از این بکنند، ترسان مباشید. bible_en_fa And he from within shall answer and say, Trouble me not: the door is now shut, and my children are with me in bed; I cannot rise and give thee. بلکه به شما نشان می‌دهم که از که باید ترسید، از او بترسید که بعد از کشتن، قدرت دارد که به جهنم بیفکند. بلی به شما می‌گویم از او بترسید. bible_en_fa I say unto you, Though he will not rise and give him, because he is his friend, yet because of his importunity he will rise and give him as many as he needeth. آیا پنج گنجشک به دو فلس فروخته نمی شود وحال آنکه یکی از آنها نزد خدا فراموش نمی شود؟ bible_en_fa And I say unto you, Ask, and it shall be given you; seek, and ye shall find; knock, and it shall be opened unto you. بلکه مویهای سر شما همه شمرده شده است. پس بیم مکنید، زیرا که از چندان گنجشک بهتر هستید. bible_en_fa For every one that asketh receiveth; and he that seeketh findeth; and to him that knocketh it shall be opened. «لیکن به شما می‌گویم هر‌که نزد مردم به من اقرار کند، پسر انسان نیز پیش فرشتگان خدا او رااقرار خواهد کرد. bible_en_fa If a son shall ask bread of any of you that is a father, will he give him a stone? or if he ask a fish, will he for a fish give him a serpent? اما هر‌که مرا پیش مردم انکارکند، نزد فرشتگان خدا انکار کرده خواهد شد. bible_en_fa Or if he shall ask an egg, will he offer him a scorpion? و هر‌که سخنی برخلاف پسر انسان گوید، آمرزیده شود. اما هر‌که به روح‌القدس کفر گویدآمرزیده نخواهد شد. bible_en_fa If ye then, being evil, know how to give good gifts unto your children: how much more shall your heavenly Father give the Holy Spirit to them that ask him? و چون شما را درکنایس و به نزد حکام و دیوانیان برند، اندیشه مکنید که چگونه و به چه نوع حجت آورید یا چه بگویید. bible_en_fa And he was casting out a devil, and it was dumb. And it came to pass, when the devil was gone out, the dumb spake; and the people wondered. زیرا که در همان ساعت روح‌القدس شما را خواهد آموخت که چه باید گفت.» bible_en_fa But some of them said, He casteth out devils through Beelzebub the chief of the devils. و شخصی از آن جماعت به وی گفت: «ای استاد، برادر مرا بفرما تا ارث پدر را با من تقسیم کند.» bible_en_fa And others, tempting him, sought of him a sign from heaven. به وی گفت: «ای مرد که مرا بر شما داوریا مقسم قرار داده است؟» bible_en_fa But he, knowing their thoughts, said unto them, Every kingdom divided against itself is brought to desolation; and a house divided against a house falleth. پس بدیشان گفت: «زنهار از طمع بپرهیزید زیرا اگرچه اموال کسی زیاد شود، حیات او از اموالش نیست.» bible_en_fa If Satan also be divided against himself, how shall his kingdom stand? because ye say that I cast out devils through Beelzebub. و مثلی برای ایشان آورده، گفت: «شخصی دولتمند را از املاکش محصول وافر پیدا شد. bible_en_fa And if I by Beelzebub cast out devils, by whom do your sons cast them out? therefore shall they be your judges. پس با خود اندیشیده، گفت چه کنم؟ زیراجایی که محصول خود را انبار کنم، ندارم. bible_en_fa But if I with the finger of God cast out devils, no doubt the kingdom of God is come upon you. پس گفت چنین می‌کنم انبارهای خود را خراب کرده، بزرگتر بنا می‌کنم و در آن تمامی حاصل و اموال خود را جمع خواهم کرد. bible_en_fa When a strong man armed keepeth his palace, his goods are in peace: و نفس خود راخواهم گفت که‌ای جان اموال فراوان اندوخته شده بجهت چندین سال داری. الحال بیارام و به اکل و شرب و شادی بپرداز. bible_en_fa But when a stronger than he shall come upon him, and overcome him, he taketh from him all his armour wherein he trusted, and divideth his spoils. خدا وی را گفت‌ای احمق در همین شب جان تو را از تو خواهندگرفت، آنگاه آنچه اندوخته‌ای، از آن که خواهدبود؟ bible_en_fa He that is not with me is against me: and he that gathereth not with me scattereth. همچنین است هر کسی‌که برای خودذخیره کند و برای خدا دولتمند نباشد.» bible_en_fa When the unclean spirit is gone out of a man, he walketh through dry places, seeking rest; and finding none, he saith, I will return unto my house whence I came out. پس به شاگردان خود گفت: «از این جهت به شما می‌گویم که اندیشه مکنید بجهت جان خودکه چه بخورید و نه برای بدن که چه بپوشید. bible_en_fa And when he cometh, he findeth it swept and garnished. جان از خوراک و بدن از پوشاک بهتر است. bible_en_fa Then goeth he, and taketh to him seven other spirits more wicked than himself; and they enter in, and dwell there: and the last state of that man is worse than the first. کلاغان را ملاحظه کنید که نه زراعت می‌کنندو نه حصاد و نه گنجی و نه انباری دارند و خدا آنهارا می‌پروراند. آیا شما به چند مرتبه از مرغان بهترنیستید؟ bible_en_fa And it came to pass, as he spake these things, a certain woman of the company lifted up her voice, and said unto him, Blessed is the womb that bare thee, and the paps which thou hast sucked. و کیست از شما که به فکر بتواندذراعی بر قامت خود افزاید. bible_en_fa But he said, Yea rather, blessed are they that hear the word of God, and keep it. پس هرگاه توانایی کوچکترین کاری را ندارید چرا برای مابقی می اندیشید. bible_en_fa And when the people were gathered thick together, he began to say, This is an evil generation: they seek a sign; and there shall no sign be given it, but the sign of Jonas the prophet. سوسنهای چمن را بنگریدچگونه نمو می‌کنند و حال آنکه نه زحمت می‌کشند و نه می‌ریسند، اما به شما می‌گویم که سلیمان با همه جلالش مثل یکی از اینها پوشیده نبود. bible_en_fa For as Jonas was a sign unto the Ninevites, so shall also the Son of man be to this generation. پس هرگاه خدا علفی را که امروز درصحرا است و فردا در تنور افکنده می‌شود چنین می‌پوشاند، چقدر بیشتر شما را‌ای سست‌ایمانان. bible_en_fa The queen of the south shall rise up in the judgment with the men of this generation, and condemn them: for she came from the utmost parts of the earth to hear the wisdom of Solomon; and, behold, a greater than Solomon is here. پس شما طالب مباشید که چه بخوریدیا چه بیاشامید و مضطرب مشوید. bible_en_fa The men of Nineve shall rise up in the judgment with this generation, and shall condemn it: for they repented at the preaching of Jonas; and, behold, a greater than Jonas is here. زیرا که امت های جهان، همه این چیزها را می‌طلبند، لیکن پدر شما می‌داند که به این چیزها احتیاج دارید. bible_en_fa No man, when he hath lighted a candle, putteth it in a secret place, neither under a bushel, but on a candlestick, that they which come in may see the light. بلکه ملکوت خدا را طلب کنید که جمیع این چیزها برای شما افزوده خواهد شد. bible_en_fa The light of the body is the eye: therefore when thine eye is single, thy whole body also is full of light; but when thine eye is evil, thy body also is full of darkness. ترسان مباشید‌ای گله کوچک، زیرا که مرضی پدر شما است که ملکوت را به شما عطافرماید. bible_en_fa Take heed therefore that the light which is in thee be not darkness. آنچه دارید بفروشید و صدقه دهید وکیسه‌ها بسازید که کهنه نشود و گنجی را که تلف نشود، در آسمان جایی که دزد نزدیک نیاید و بیدتباه نسازد. bible_en_fa If thy whole body therefore be full of light, having no part dark, the whole shall be full of light, as when the bright shining of a candle doth give thee light. زیرا جایی که خزانه شما است، دل شما نیز در آنجا می‌باشد. bible_en_fa And as he spake, a certain Pharisee besought him to dine with him: and he went in, and sat down to meat. کمرهای خود را بسته چراغهای خود راافروخته بدارید. bible_en_fa And when the Pharisee saw it, he marvelled that he had not first washed before dinner. و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می‌کشند که چه وقت ازعروسی مراجعت کند تا هروقت آید و در رابکوبد، بی‌درنگ برای او بازکنند. bible_en_fa And the Lord said unto him, Now do ye Pharisees make clean the outside of the cup and the platter; but your inward part is full of ravening and wickedness. خوشابحال آن غلامان که آقای ایشان چون آید ایشان را بیداریابد. هر آینه به شما می‌گویم که کمر خود را بسته ایشان را خواهد نشانید و پیش آمده، ایشان راخدمت خواهد کرد. bible_en_fa Ye fools, did not he that made that which is without make that which is within also? و اگر در پاس دوم یا سوم از شب بیاید و ایشان را چنین یابد، خوشا بحال آن غلامان. bible_en_fa But rather give alms of such things as ye have; and, behold, all things are clean unto you. اما این را بدانید که اگر صاحب‌خانه می‌دانست که دزد در چه ساعت می‌آید، بیدارمی ماند و نمی گذاشت که به خانه‌اش نقب زنند. bible_en_fa But woe unto you, Pharisees! for ye tithe mint and rue and all manner of herbs, and pass over judgment and the love of God: these ought ye to have done, and not to leave the other undone. پس شما نیز مستعد باشید، زیرا در ساعتی که گمان نمی برید پسر انسان می‌آید.» bible_en_fa Woe unto you, Pharisees! for ye love the uppermost seats in the synagogues, and greetings in the markets. پطرس به وی گفت: «ای خداوند، آیا این مثل را برای ما زدی یا بجهت همه.» bible_en_fa Woe unto you, scribes and Pharisees, hypocrites! for ye are as graves which appear not, and the men that walk over them are not aware of them. خداوندگفت: «پس کیست آن ناظر امین و دانا که مولای اووی را بر سایر خدام خود گماشته باشد تا آذوقه را در وقتش به ایشان تقسیم کند. bible_en_fa Then answered one of the lawyers, and said unto him, Master, thus saying thou reproachest us also. خوشابحال آن غلام که آقایش چون آید، او را در چنین کارمشغول یابد. bible_en_fa And he said, Woe unto you also, ye lawyers! for ye lade men with burdens grievous to be borne, and ye yourselves touch not the burdens with one of your fingers. هرآینه به شما می‌گویم که او رابر همه مایملک خود خواهد گماشت. bible_en_fa Woe unto you! for ye build the sepulchres of the prophets, and your fathers killed them. لیکن اگر آن غلام در خاطر خود گوید، آمدن آقایم به طول می‌انجامد و به زدن غلامان و کنیزان و به خوردن و نوشیدن و میگساریدن شروع کند، bible_en_fa Truly ye bear witness that ye allow the deeds of your fathers: for they indeed killed them, and ye build their sepulchres. هرآینه مولای آن غلام آید، در روزی که منتظر او نباشد و در ساعتی که او نداند و او را دوپاره کرده نصیبش را با خیانتکاران قرار دهد. bible_en_fa Therefore also said the wisdom of God, I will send them prophets and apostles, and some of them they shall slay and persecute: «اما آن غلامی که اراده مولای خویش رادانست و خود را مهیا نساخت تا به اراده او عمل نماید، تازیانه بسیار خواهد خورد. bible_en_fa That the blood of all the prophets, which was shed from the foundation of the world, may be required of this generation; اما آنکه نادانسته کارهای شایسته ضرب کند، تازیانه کم خواهد خورد. و به هر کسی‌که عطا زیاده شود ازوی مطالبه زیادتر گردد و نزد هر‌که امانت بیشترنهند از او بازخواست زیادتر خواهند کرد. bible_en_fa From the blood of Abel unto the blood of Zacharias, which perished between the altar and the temple: verily I say unto you, It shall be required of this generation. من آمدم تا آتشی در زمین افروزم، پس چه می‌خواهم اگر الان در‌گرفته است. bible_en_fa Woe unto you, lawyers! for ye have taken away the key of knowledge: ye entered not in yourselves, and them that were entering in ye hindered. اما مراتعمیدی است که بیابم و چه بسیار در تنگی هستم، تا وقتی که آن بسر‌آید. bible_en_fa And as he said these things unto them, the scribes and the Pharisees began to urge him vehemently, and to provoke him to speak of many things: آیا گمان می‌برید که من آمده‌ام تا سلامتی بر زمین بخشم؟ نی بلکه به شما می‌گویم تفریق را. bible_en_fa Laying wait for him, and seeking to catch something out of his mouth, that they might accuse him. زیرا بعد ازاین پنج نفر که در یک خانه باشند دو از سه و سه ازدو جدا خواهند شد، bible_en_fa In the mean time, when there were gathered together an innumerable multitude of people, insomuch that they trode one upon another, he began to say unto his disciples first of all, Beware ye of the leaven of the Pharisees, which is hypocrisy. پدر از پسر و پسر از پدرو مادر از دختر و دختر از مادر و خارسو ازعروس و عروس از خارسو مفارقت خواهندنمود.» bible_en_fa For there is nothing covered, that shall not be revealed; neither hid, that shall not be known. آنگاه باز به آن جماعت گفت: «هنگامی که ابری بینید که از مغرب پدید آید، بی‌تامل می‌گویید باران می‌آید و چنین می‌شود. bible_en_fa Therefore whatsoever ye have spoken in darkness shall be heard in the light; and that which ye have spoken in the ear in closets shall be proclaimed upon the housetops. و چون دیدید که باد جنوبی می‌وزد، می‌گویید گرما خواهد شد و می‌شود. bible_en_fa And I say unto you my friends, Be not afraid of them that kill the body, and after that have no more that they can do. ‌ای ریاکاران، می‌توانید صورت زمین و آسمان راتمیز دهید، پس چگونه این زمان رانمی شناسید؟ bible_en_fa But I will forewarn you whom ye shall fear: Fear him, which after he hath killed hath power to cast into hell; yea, I say unto you, Fear him. و چرا از خود به انصاف حکم نمی کنید؟ bible_en_fa Are not five sparrows sold for two farthings, and not one of them is forgotten before God? و هنگامی که با مدعی خود نزد حاکم می‌روی، در راه سعی کن که از او برهی، مبادا تو رانزد قاضی بکشد و قاضی تو را به‌سرهنگ سپاردو سرهنگ تو را به زندان افکند.تو را می‌گویم تا فلس آخر را ادا نکنی، از آنجا هرگز بیرون نخواهی آمد.» bible_en_fa But even the very hairs of your head are all numbered. Fear not therefore: ye are of more value than many sparrows. تو را می‌گویم تا فلس آخر را ادا نکنی، از آنجا هرگز بیرون نخواهی آمد.» bible_en_fa Also I say unto you, Whosoever shall confess me before men, him shall the Son of man also confess before the angels of God: در آن وقت بعضی آمده او را از جلیلیانی خبر دادند که پیلاطس خون ایشان را با قربانی های ایشان آمیخته بود. bible_en_fa But he that denieth me before men shall be denied before the angels of God. عیسی در جواب ایشان گفت: «آیا گمان می‌برید که این جلیلیان گناهکارتر بودند از سایر سکنه جلیل ازاین‌رو که چنین زحمات دیدند؟ bible_en_fa And whosoever shall speak a word against the Son of man, it shall be forgiven him: but unto him that blasphemeth against the Holy Ghost it shall not be forgiven. نی، بلکه به شما می‌گویم اگر توبه نکنید، همگی شماهمچنین هلاک خواهید شد. bible_en_fa And when they bring you unto the synagogues, and unto magistrates, and powers, take ye no thought how or what thing ye shall answer, or what ye shall say: یا آن هجده نفری که برج در سلوام بر ایشان افتاده ایشان را هلاک کرد، گمان می‌برید که از جمیع مردمان ساکن اورشلیم، خطاکارتر بودند؟ bible_en_fa For the Holy Ghost shall teach you in the same hour what ye ought to say. حاشا، بلکه شما رامی گویم که اگر توبه نکنید همگی شما همچنین هلاک خواهید شد.» bible_en_fa And one of the company said unto him, Master, speak to my brother, that he divide the inheritance with me. پس این مثل را آورد که «شخصی درخت انجیری در تاکستان خود غرس نمود و چون آمدتا میوه از آن بجوید، چیزی نیافت. bible_en_fa And he said unto him, Man, who made me a judge or a divider over you? پس به باغبان گفت اینک سه سال است می‌آیم که از این درخت انجیر میوه بطلبم و نمی یابم، آن را ببر چرا زمین رانیز باطل سازد. bible_en_fa And he said unto them, Take heed, and beware of covetousness: for a man's life consisteth not in the abundance of the things which he possesseth. در جواب وی گفت، ای آقاامسال هم آن را مهلت ده تا گردش را کنده کودبریزم، bible_en_fa And he spake a parable unto them, saying, The ground of a certain rich man brought forth plentifully: پس اگر ثمر آورد والا بعد از آن، آن راببر.» bible_en_fa And he thought within himself, saying, What shall I do, because I have no room where to bestow my fruits? و روز سبت در یکی از کنایس تعلیم می‌داد. bible_en_fa And he said, This will I do: I will pull down my barns, and build greater; and there will I bestow all my fruits and my goods. و اینک زنی که مدت هجده سال روح ضعف می‌داشت و منحنی شده ابد نمی توانست راست بایستد، در آنجا بود. bible_en_fa And I will say to my soul, Soul, thou hast much goods laid up for many years; take thine ease, eat, drink, and be merry. چون عیسی او را دید وی را خوانده گفت: «ای زن از ضعف خودخلاص شو.» bible_en_fa But God said unto him, Thou fool, this night thy soul shall be required of thee: then whose shall those things be, which thou hast provided? و دست های خود را بر وی گذارد که در ساعت راست شده، خدا را تمجیدنمود. bible_en_fa So is he that layeth up treasure for himself, and is not rich toward God. آنگاه رئیس کنیسه غضب نمود، از آنروکه عیسی او را در سبت شفا داد. پس به مردم توجه نموده، گفت: «شش روز است که باید کاربکنید در آنها آمده شفا یابید، نه در روزسبت.» bible_en_fa And he said unto his disciples, Therefore I say unto you, Take no thought for your life, what ye shall eat; neither for the body, what ye shall put on. خداوند در جواب او گفت: «ای ریاکار، آیاهر یکی از شما در روز سبت گاو یا الاغ خود را ازآخور باز کرده بیرون نمی برد تا سیرآبش کند؟ bible_en_fa The life is more than meat, and the body is more than raiment. و این زنی که دختر ابراهیم است و شیطان او رامدت هجده سال تا به حال بسته بود، نمی بایست او را در روز سبت از این بند رها نمود؟» bible_en_fa Consider the ravens: for they neither sow nor reap; which neither have storehouse nor barn; and God feedeth them: how much more are ye better than the fowls? وچون این را بگفت همه مخالفان او خجل گردیدندو جمیع آن گروه شاد شدند، بسبب همه کارهای بزرگ که از وی صادر می‌گشت. bible_en_fa And which of you with taking thought can add to his stature one cubit? پس گفت: «ملکوت خدا چه چیز را می‌ماندو آن را به کدام شی تشبیه نمایم. bible_en_fa If ye then be not able to do that thing which is least, why take ye thought for the rest? دانه خردلی راماند که شخصی گرفته در باغ خود کاشت، پس رویید و درخت بزرگ گردید، بحدی که مرغان هوا آمده در شاخه هایش آشیانه گرفتند.» bible_en_fa Consider the lilies how they grow: they toil not, they spin not; and yet I say unto you, that Solomon in all his glory was not arrayed like one of these. باز‌گفت: «برای ملکوت خدا چه مثل آورم؟ bible_en_fa If then God so clothe the grass, which is to day in the field, and to morrow is cast into the oven; how much more will he clothe you, O ye of little faith? خمیرمایه‌ای را می‌ماند که زنی گرفته در سه پیمانه آرد پنهان ساخت تا همه مخمرشد.» bible_en_fa And seek not ye what ye shall eat, or what ye shall drink, neither be ye of doubtful mind. و در شهرها و دهات گشته، تعلیم می‌داد وبه سوی اورشلیم سفر می‌کرد، bible_en_fa For all these things do the nations of the world seek after: and your Father knoweth that ye have need of these things. که شخصی به وی گفت: «ای خداوند آیا کم هستند که نجات یابند؟» او به ایشان گفت: bible_en_fa But rather seek ye the kingdom of God; and all these things shall be added unto you. «جد و جهد کنید تااز در تنگ داخل شوید. زیرا که به شما می‌گویم بسیاری طلب دخول خواهند کرد و نخواهندتوانست. bible_en_fa Fear not, little flock; for it is your Father's good pleasure to give you the kingdom. بعد از آنکه صاحب‌خانه برخیزد ودر را ببندد و شما بیرون ایستاده در را کوبیدن آغاز کنید و گویید خداوندا خداوندا برای ما بازکن. آنگاه وی در جواب خواهد گفت شما رانمی شناسم که از کجا هستید. bible_en_fa Sell that ye have, and give alms; provide yourselves bags which wax not old, a treasure in the heavens that faileth not, where no thief approacheth, neither moth corrupteth. در آن وقت خواهید گفت که در حضور تو خوردیم وآشامیدیم و در کوچه های ما تعلیم دادی. bible_en_fa For where your treasure is, there will your heart be also. بازخواهد گفت، به شما می‌گویم که شما رانمی شناسم از کجا هستید؟ ای همه بدکاران از من دور شوید. bible_en_fa Let your loins be girded about, and your lights burning; در آنجا گریه و فشار دندان خواهدبود، چون ابراهیم واسحق و یعقوب و جمیع انبیارا در ملکوت خدا بینید و خود را بیرون افکنده یابید bible_en_fa And ye yourselves like unto men that wait for their lord, when he will return from the wedding; that when he cometh and knocketh, they may open unto him immediately. و از مشرق و مغرب و شمال و جنوب آمده در ملکوت خدا خواهند نشست. bible_en_fa Blessed are those servants, whom the lord when he cometh shall find watching: verily I say unto you, that he shall gird himself, and make them to sit down to meat, and will come forth and serve them. و اینک آخرین هستند که اولین خواهند بود و اولین که آخرین خواهند بود.» bible_en_fa And if he shall come in the second watch, or come in the third watch, and find them so, blessed are those servants. در همان روز چند نفر از فریسیان آمده به وی گفتند: «دور شو و از اینجا برو زیرا که هیرودیس می‌خواهد تو را به قتل رساند.» bible_en_fa And this know, that if the goodman of the house had known what hour the thief would come, he would have watched, and not have suffered his house to be broken through. ایشان را گفت: «بروید و به آن روباه گوییداینک امروز و فردا دیوها را بیرون می‌کنم ومریضان را صحت می‌بخشم و در روز سوم کامل خواهم شد. bible_en_fa Be ye therefore ready also: for the Son of man cometh at an hour when ye think not. لیکن می‌باید امروز و فردا و پس‌فردا راه روم، زیرا که محال است نبی بیرون ازاورشلیم کشته شود. bible_en_fa Then Peter said unto him, Lord, speakest thou this parable unto us, or even to all? ‌ای اورشلیم، ای اورشلیم که قاتل انبیا و سنگسار کننده مرسلین خودهستی، چند کرت خواستم اطفال تو را جمع کنم، چنانکه مرغ جوجه های خویش را زیر بالهای خود می‌گیرد و نخواستید.اینک خانه شمابرای شما خراب گذاشته می‌شود و به شمامی گویم که مرا دیگر نخواهید دید تا وقتی آیدکه گویید مبارک است او که به نام خداوندمی آید.» bible_en_fa And the Lord said, Who then is that faithful and wise steward, whom his lord shall make ruler over his household, to give them their portion of meat in due season? اینک خانه شمابرای شما خراب گذاشته می‌شود و به شمامی گویم که مرا دیگر نخواهید دید تا وقتی آیدکه گویید مبارک است او که به نام خداوندمی آید.» bible_en_fa Blessed is that servant, whom his lord when he cometh shall find so doing. و واقع شد که در روز سبت، به خانه یکی از روسای فریسیان برای غذاخوردن درآمد و ایشان مراقب او می‌بودند، bible_en_fa Of a truth I say unto you, that he will make him ruler over all that he hath. واینک شخصی مستسقی پیش او بود، bible_en_fa But and if that servant say in his heart, My lord delayeth his coming; and shall begin to beat the menservants and maidens, and to eat and drink, and to be drunken; آنگاه عیسی ملتفت شده فقها و فریسیان را خطاب کرده، گفت: «آیا در روز سبت شفا دادن جایزاست؟» bible_en_fa The lord of that servant will come in a day when he looketh not for him, and at an hour when he is not aware, and will cut him in sunder, and will appoint him his portion with the unbelievers. ایشان ساکت ماندند. پس آن مرد راگرفته، شفا داد و رها کرد. bible_en_fa And that servant, which knew his lord's will, and prepared not himself, neither did according to his will, shall be beaten with many stripes. و به ایشان روی آورده، گفت: «کیست از شما که الاغ یا گاوش روزسبت در چاهی افتد و فور آن را بیرون نیاورد؟» bible_en_fa But he that knew not, and did commit things worthy of stripes, shall be beaten with few stripes. For unto whomsoever much is given, of him shall be much required: and to whom men have committed much, of him they will ask the more. پس در این امور از جواب وی عاجزماندند. bible_en_fa I am come to send fire on the earth; and what will I if it be already kindled? و برای مهمانان مثلی زد، چون ملاحظه فرمود که چگونه صدر مجلس را اختیارمی کردند. پس به ایشان گفت: bible_en_fa But I have a baptism to be baptized with; and how am I straitened till it be accomplished! «چون کسی تو رابه عروسی دعوت کند، در صدر مجلس منشین، مبادا کسی بزرگتر از تو را هم وعده خواسته باشد. bible_en_fa Suppose ye that I am come to give peace on earth? I tell you, Nay; but rather division: پس آن کسی‌که تو و او را وعده خواسته بودبیاید و تو را گوید این کس را جای بده و تو باخجالت روی به صف نعال خواهی نهاد. bible_en_fa For from henceforth there shall be five in one house divided, three against two, and two against three. بلکه چون مهمان کسی باشی، رفته در پایین بنشین تاوقتی که میزبانت آید به تو گوید، ای دوست برترنشین آنگاه تو را در حضور مجلسیان عزت خواهد بود. bible_en_fa The father shall be divided against the son, and the son against the father; the mother against the daughter, and the daughter against the mother; the mother in law against her daughter in law, and the daughter in law against her mother in law. زیرا هر‌که خود را بزرگ سازدذلیل گردد و هر‌که خویشتن را فرود آرد، سرافرازگردد.» bible_en_fa And he said also to the people, When ye see a cloud rise out of the west, straightway ye say, There cometh a shower; and so it is. پس به آن کسی‌که از او وعده خواسته بود نیز گفت: «وقتی که چاشت یا شام دهی دوستان یا برادران یا خویشان یا همسایگان دولتمند خود را دعوت مکن مبادا ایشان نیز تو رابخوانند و تو را عوض داده شود. bible_en_fa And when ye see the south wind blow, ye say, There will be heat; and it cometh to pass. بلکه چون ضیافت کنی، فقیران و لنگان و شلان و کوران رادعوت کن. bible_en_fa Ye hypocrites, ye can discern the face of the sky and of the earth; but how is it that ye do not discern this time? که خجسته خواهی بود زیرا ندارندکه تو را عوض دهند و در قیامت عادلان، به توجزا عطا خواهد شد.» bible_en_fa Yea, and why even of yourselves judge ye not what is right? آنگاه یکی از مجلسیان چون این سخن راشنید گفت: «خوشابحال کسی‌که در ملکوت خداغذا خورد.» bible_en_fa When thou goest with thine adversary to the magistrate, as thou art in the way, give diligence that thou mayest be delivered from him; lest he hale thee to the judge, and the judge deliver thee to the officer, and the officer cast thee into prison. به وی گفت: «شخصی ضیافتی عظیم نمود و بسیاری را دعوت نمود. bible_en_fa I tell thee, thou shalt not depart thence, till thou hast paid the very last mite. پس چون وقت شام رسید، غلام خود را فرستاد تادعوت‌شدگان را گوید، بیایید زیرا که الحال همه‌چیز حاضر است. bible_en_fa There were present at that season some that told him of the Galilaeans, whose blood Pilate had mingled with their sacrifices. لیکن همه به یک رای عذرخواهی آغاز کردند. اولی گفت: مزرعه‌ای خریدم و ناچار باید بروم آن را ببینم، از توخواهش دارم مرا معذور داری. bible_en_fa And Jesus answering said unto them, Suppose ye that these Galilaeans were sinners above all the Galilaeans, because they suffered such things? و دیگری گفت: پنج جفت گاو خریده‌ام، می‌روم تا آنها رابیازمایم، به تو التماس دارم مرا عفو نمایی. bible_en_fa I tell you, Nay: but, except ye repent, ye shall all likewise perish. سومی گفت: زنی گرفته‌ام و از این سبب نمی توانم بیایم. bible_en_fa Or those eighteen, upon whom the tower in Siloam fell, and slew them, think ye that they were sinners above all men that dwelt in Jerusalem? پس آن غلام آمده مولای خود را از این امور مطلع ساخت. آنگاه صاحب‌خانه غضب نموده به غلام خود فرمود: به بازارهاو کوچه های شهر بشتاب و فقیران و لنگان وشلان و کوران را در اینجا بیاور. bible_en_fa I tell you, Nay: but, except ye repent, ye shall all likewise perish. پس غلام گفت: ای آقا آنچه فرمودی شد و هنوز جای باقی است. bible_en_fa He spake also this parable; A certain man had a fig tree planted in his vineyard; and he came and sought fruit thereon, and found none. پس آقا به غلام گفت: به راهها و مرزهابیرون رفته، مردم را به الحاح بیاور تا خانه من پرشود. bible_en_fa Then said he unto the dresser of his vineyard, Behold, these three years I come seeking fruit on this fig tree, and find none: cut it down; why cumbereth it the ground? زیرا به شما می‌گویم هیچ‌یک از آنانی که دعوت شده بودند، شام مرا نخواهد چشید.» bible_en_fa And he answering said unto him, Lord, let it alone this year also, till I shall dig about it, and dung it: و هنگامی که جمعی کثیر همراه اومی رفتند، روی گردانیده بدیشان گفت: bible_en_fa And if it bear fruit, well: and if not, then after that thou shalt cut it down. «اگرکسی نزد من آید و پدر، مادر و زن و اولاد وبرادران و خواهران، حتی جان خود را نیز دشمن ندارد، شاگرد من نمی تواند بود. bible_en_fa And he was teaching in one of the synagogues on the sabbath. و هر‌که صلیب خود را برندارد و از عقب من نیاید، نمی تواندشاگرد من گردد. bible_en_fa And, behold, there was a woman which had a spirit of infirmity eighteen years, and was bowed together, and could in no wise lift up herself. «زیرا کیست از شما که قصد بنای برجی داشته باشد و اول ننشیند تا برآورد خرج آن رابکند که آیا قوت تمام کردن آن دارد یا نه؟ bible_en_fa And when Jesus saw her, he called her to him, and said unto her, Woman, thou art loosed from thine infirmity. که مبادا چون بنیادش نهاد و قادر بر تمام کردنش نشد، هر‌که بیند تمسخرکنان گوید، bible_en_fa And he laid his hands on her: and immediately she was made straight, and glorified God. این شخص عمارتی شروع کرده نتوانست به انجامش رساند. bible_en_fa And the ruler of the synagogue answered with indignation, because that Jesus had healed on the sabbath day, and said unto the people, There are six days in which men ought to work: in them therefore come and be healed, and not on the sabbath day. یا کدام پادشاه است که برای مقاتله باپادشاه دیگر برود، جز اینکه اول نشسته تامل نماید که آیا با ده هزار سپاه، قدرت مقاومت کسی را دارد که با بیست هزار لشکر بر وی می‌آید؟ bible_en_fa The Lord then answered him, and said, Thou hypocrite, doth not each one of you on the sabbath loose his ox or his ass from the stall, and lead him away to watering? والا چون او هنوز دور است ایلچی‌ای فرستاده شروط صلح را ازاو درخواست کند. bible_en_fa And ought not this woman, being a daughter of Abraham, whom Satan hath bound, lo, these eighteen years, be loosed from this bond on the sabbath day? «پس همچنین هر یکی از شما که تمام مایملک خود را ترک نکند، نمی تواند شاگرد من شود. bible_en_fa And when he had said these things, all his adversaries were ashamed: and all the people rejoiced for all the glorious things that were done by him. «نمک نیکو است ولی هرگاه نمک فاسدشد به چه چیز اصلاح پذیرد؟نه برای زمین مصرفی دارد و نه برای مزبله، بلکه بیرونش می‌ریزند. آنکه گوش شنوا دارد بشنود.» bible_en_fa Then said he, Unto what is the kingdom of God like? and whereunto shall I resemble it? نه برای زمین مصرفی دارد و نه برای مزبله، بلکه بیرونش می‌ریزند. آنکه گوش شنوا دارد بشنود.» bible_en_fa It is like a grain of mustard seed, which a man took, and cast into his garden; and it grew, and waxed a great tree; and the fowls of the air lodged in the branches of it. و چون همه باجگیران و گناهکاران به نزدش می‌آمدند تا کلام او را بشنوند، bible_en_fa And again he said, Whereunto shall I liken the kingdom of God? فریسیان و کاتبان، همهمه‌کنان می‌گفتند: «این شخص، گناهکارن را می‌پذیرد و با ایشان می‌خورد.» bible_en_fa It is like leaven, which a woman took and hid in three measures of meal, till the whole was leavened. پس برای ایشان این مثل را زده، گفت: bible_en_fa And he went through the cities and villages, teaching, and journeying toward Jerusalem. «کیست از شما که صد گوسفند داشته باشد و یکی از آنها گم شود که آن نود و نه را درصحرا نگذارد و از عقب آن گمشده نرود تا آن رابیابد؟ bible_en_fa Then said one unto him, Lord, are there few that be saved? And he said unto them, پس چون آن را یافت به شادی بر دوش خود می‌گذارد، bible_en_fa Strive to enter in at the strait gate: for many, I say unto you, will seek to enter in, and shall not be able. و به خانه آمده، دوستان وهمسایگان را می‌طلبد و بدیشان می‌گوید با من شادی کنید زیرا گوسفند گمشده خود را یافته‌ام. bible_en_fa When once the master of the house is risen up, and hath shut to the door, and ye begin to stand without, and to knock at the door, saying, Lord, Lord, open unto us; and he shall answer and say unto you, I know you not whence ye are: به شما می‌گویم که بر این منوال خوشی درآسمان رخ می‌نماید به‌سبب توبه یک گناهکاربیشتر از برای نود و نه عادل که احتیاج به توبه ندارند. bible_en_fa Then shall ye begin to say, We have eaten and drunk in thy presence, and thou hast taught in our streets. یا کدام زن است که ده درهم داشته باشدهرگاه یک درهم گم شود، چراغی افروخته، خانه را جاروب نکند و به دقت تفحص ننماید تا آن رابیابد؟ bible_en_fa But he shall say, I tell you, I know you not whence ye are; depart from me, all ye workers of iniquity. و چون یافت دوستان و همسایگان خودرا جمع کرده می‌گوید با من شادی کنید زیرادرهم گمشده را پیدا کرده‌ام. bible_en_fa There shall be weeping and gnashing of teeth, when ye shall see Abraham, and Isaac, and Jacob, and all the prophets, in the kingdom of God, and you yourselves thrust out. همچنین به شمامی گویم شادی برای فرشتگان خدا روی می‌دهدبه‌سبب یک خطاکار که توبه کند.» bible_en_fa And they shall come from the east, and from the west, and from the north, and from the south, and shall sit down in the kingdom of God. باز‌گفت: «شخصی را دو پسر بود. bible_en_fa And, behold, there are last which shall be first, and there are first which shall be last. روزی پسر کوچک به پدر خود گفت: ای پدر، رصداموالی که باید به من رسد، به من بده. پس اومایملک خود را بر این دو تقسیم کرد. bible_en_fa The same day there came certain of the Pharisees, saying unto him, Get thee out, and depart hence: for Herod will kill thee. و چندی نگذشت که آن پسر کهتر، آنچه داشت جمع کرده، به ملکی بعید کوچ کرد و به عیاشی ناهنجار، سرمایه خود را تلف نمود. bible_en_fa And he said unto them, Go ye, and tell that fox, Behold, I cast out devils, and I do cures to day and to morrow, and the third day I shall be perfected. و چون تمام راصرف نموده بود، قحطی سخت در آن دیارحادث گشت و او به محتاج شدن شروع کرد. bible_en_fa Nevertheless I must walk to day, and to morrow, and the day following: for it cannot be that a prophet perish out of Jerusalem. پس رفته خود را به یکی از اهل آن ملک پیوست. وی او را به املاک خود فرستاد تاگرازبانی کند. bible_en_fa O Jerusalem, Jerusalem, which killest the prophets, and stonest them that are sent unto thee; how often would I have gathered thy children together, as a hen doth gather her brood under her wings, and ye would not! و آرزو می‌داشت که شکم خودرا از خرنوبی که خوکان می‌خوردند سیر کند وهیچ‌کس او را چیزی نمی داد. bible_en_fa Behold, your house is left unto you desolate: and verily I say unto you, Ye shall not see me, until the time come when ye shall say, Blessed is he that cometh in the name of the Lord. «آخر به خود آمده، گفت چقدر از مزدوران پدرم نان فراوان دارند و من از گرسنگی هلاک می‌شوم، bible_en_fa And it came to pass, as he went into the house of one of the chief Pharisees to eat bread on the sabbath day, that they watched him. برخاسته نزد پدر خود می‌روم و بدوخواهم گفت‌ای پدر به آسمان و به حضور تو گناه کرده‌ام، bible_en_fa And, behold, there was a certain man before him which had the dropsy. و دیگر شایسته آن نیستم که پسر توخوانده شوم، مرا چون یکی از مزدوران خودبگیر. bible_en_fa And Jesus answering spake unto the lawyers and Pharisees, saying, Is it lawful to heal on the sabbath day? در ساعت برخاسته به سوی پدر خودمتوجه شد. اما هنوز دور بود که پدرش او را دیده، ترحم نمود و دوان دوان آمده او را در آغوش خود کشیده، بوسید. bible_en_fa And they held their peace. And he took him, and healed him, and let him go; پسر وی را گفت، ای پدربه آسمان و به حضور تو گناه کرده‌ام و بعد از این لایق آن نیستم که پسر تو خوانده شوم. bible_en_fa And answered them, saying, Which of you shall have an ass or an ox fallen into a pit, and will not straightway pull him out on the sabbath day? لیکن پدر به غلامان خود گفت، جامه بهترین را از خانه آورده بدو بپوشانید و انگشتری بر دستش کنید ونعلین بر پایهایش، bible_en_fa And they could not answer him again to these things. و گوساله پرواری را آورده ذبح کنید تا بخوریم و شادی نماییم. bible_en_fa And he put forth a parable to those which were bidden, when he marked how they chose out the chief rooms; saying unto them, زیرا که این پسر من مرده بود، زنده گردید و گم شده بود، یافت شد. پس به شادی کردن شروع نمودند. bible_en_fa When thou art bidden of any man to a wedding, sit not down in the highest room; lest a more honourable man than thou be bidden of him; اما پسر بزرگ او در مزرعه بود. چون آمده نزدیک به خانه رسید، صدای ساز و رقص راشنید. bible_en_fa And he that bade thee and him come and say to thee, Give this man place; and thou begin with shame to take the lowest room. پس یکی از نوکران خود را طلبیده پرسید این چیست؟ bible_en_fa But when thou art bidden, go and sit down in the lowest room; that when he that bade thee cometh, he may say unto thee, Friend, go up higher: then shalt thou have worship in the presence of them that sit at meat with thee. به وی عرض کرد برادرت آمده و پدرت گوساله پرواری را ذبح کرده است زیرا که او را صحیح باز‌یافت. bible_en_fa For whosoever exalteth himself shall be abased; and he that humbleth himself shall be exalted. ولی او خشم نموده نخواست به خانه درآید تا پدرش بیرون آمده به او التماس نمود. bible_en_fa Then said he also to him that bade him, When thou makest a dinner or a supper, call not thy friends, nor thy brethren, neither thy kinsmen, nor thy rich neighbours; lest they also bid thee again, and a recompence be made thee. اما او در جواب پدرخود گفت، اینک سالها است که من خدمت توکرده‌ام و هرگز از حکم تو تجاوز نورزیده و هرگزبزغاله‌ای به من ندادی تا با دوستان خود شادی کنم. bible_en_fa But when thou makest a feast, call the poor, the maimed, the lame, the blind: لیکن چون این پسرت آمد که دولت تو رابا فاحشه‌ها تلف کرده است، برای او گوساله پرواری را ذبح کردی. bible_en_fa And thou shalt be blessed; for they cannot recompense thee: for thou shalt be recompensed at the resurrection of the just. او وی را گفت، ای فرزند تو همیشه با من هستی و آنچه از آن من است، مال تو است.ولی می‌بایست شادمانی کرد و مسرور شد زیرا که این برادر تو مرده بود، زنده گشت و گم شده بود، یافت گردید.» bible_en_fa And when one of them that sat at meat with him heard these things, he said unto him, Blessed is he that shall eat bread in the kingdom of God. ولی می‌بایست شادمانی کرد و مسرور شد زیرا که این برادر تو مرده بود، زنده گشت و گم شده بود، یافت گردید.» bible_en_fa Then said he unto him, A certain man made a great supper, and bade many: و به شاگردان خود نیز گفت: «شخصی دولتمند را ناظری بود که از او نزد وی شکایت بردند که اموال او را تلف می‌کرد. bible_en_fa And sent his servant at supper time to say to them that were bidden, Come; for all things are now ready. پس او را طلب نموده، وی را گفت، این چیست که درباره تو شنیده‌ام؟ حساب نظارت خود را باز بده زیرا ممکن نیست که بعد از این نظارت کنی. bible_en_fa And they all with one consent began to make excuse. The first said unto him, I have bought a piece of ground, and I must needs go and see it: I pray thee have me excused. ناظر با خود گفت چکنم؟ زیرا مولایم نظارت رااز من می‌گیرد. طاقت زمین‌کندن ندارم و از گدایی نیز عار دارم. bible_en_fa And another said, I have bought five yoke of oxen, and I go to prove them: I pray thee have me excused. دانستم چکنم تا وقتی که از نظارت معزول شوم، مرا به خانه خود بپذیرند. bible_en_fa And another said, I have married a wife, and therefore I cannot come. پس هریکی از بدهکاران آقای خود را طلبیده، به یکی گفت آقایم از تو چند طلب دارد؟ bible_en_fa So that servant came, and shewed his lord these things. Then the master of the house being angry said to his servant, Go out quickly into the streets and lanes of the city, and bring in hither the poor, and the maimed, and the halt, and the blind. گفت صدرطل روغن. بدو گفت سیاهه خود را بگیر ونشسته پنجاه رطل بزودی بنویس. bible_en_fa And the servant said, Lord, it is done as thou hast commanded, and yet there is room. باز دیگری را گفت از تو چقدر طلب دارد؟ گفت صد کیل گندم. وی را گفت سیاهه خود را بگیر و هشتادبنویس. bible_en_fa And the lord said unto the servant, Go out into the highways and hedges, and compel them to come in, that my house may be filled. «پس آقایش، ناظر خائن را آفرین گفت، زیراعاقلانه کار کرد. زیرا ابنای این جهان در طبقه خویش از ابنای نور عاقل تر هستند. bible_en_fa For I say unto you, That none of those men which were bidden shall taste of my supper. و من شمارا می‌گویم دوستان از مال بی‌انصافی برای خودپیدا کنید تا چون فانی گردید شما را به خیمه های جاودانی بپذیرند. bible_en_fa And there went great multitudes with him: and he turned, and said unto them, آنکه در اندک امین باشد درامر بزرگ نیز امین بود و آنکه در قلیل خائن بود در کثیر هم خائن باشد. bible_en_fa If any man come to me, and hate not his father, and mother, and wife, and children, and brethren, and sisters, yea, and his own life also, he cannot be my disciple. و هرگاه در مال بی‌انصافی امین نبودید، کیست که مال حقیقی را به شمابسپارد؟ bible_en_fa And whosoever doth not bear his cross, and come after me, cannot be my disciple. و اگر در مال دیگری دیانت نکردید، کیست که مال خاص شما را به شما دهد؟ bible_en_fa For which of you, intending to build a tower, sitteth not down first, and counteth the cost, whether he have sufficient to finish it? هیچ خادم نمی تواند دو آقا را خدمت کند. زیرا یا از یکی نفرت می‌کند و با دیگری محبت، یا با یکی می‌پیوندد و دیگری را حقیر می‌شمارد. خدا و مامونا را نمی توانید خدمت نمایید. bible_en_fa Lest haply, after he hath laid the foundation, and is not able to finish it, all that behold it begin to mock him, و فریسیانی که زر دوست بودند همه این سخنان را شنیده، او را استهزا نمودند. bible_en_fa Saying, This man began to build, and was not able to finish. به ایشان گفت، شما هستید که خود را پیش مردم عادل می‌نمایید، لیکن خدا عارف دلهای شماست. زیرا که آنچه نزد انسان مرغوب است، نزد خدا مکروه است. bible_en_fa Or what king, going to make war against another king, sitteth not down first, and consulteth whether he be able with ten thousand to meet him that cometh against him with twenty thousand? تورات و انبیا تا به یحیی بود و از آن وقت بشارت به ملکوت خدا داده می‌شود و هر کس بجد و جهد داخل آن می‌گردد. bible_en_fa Or else, while the other is yet a great way off, he sendeth an ambassage, and desireth conditions of peace. لیکن آسانتر است که آسمان و زمین زایل شود، از آنکه یک نقطه از تورات ساقط گردد. bible_en_fa So likewise, whosoever he be of you that forsaketh not all that he hath, he cannot be my disciple. هر‌که زن خود را طلاق دهد و دیگری را نکاح کند زانی بود و هر‌که زن مطلقه مردی را به نکاح خویش درآورد، زنا کرده باشد. bible_en_fa Salt is good: but if the salt have lost his savour, wherewith shall it be seasoned? شخصی دولتمند بود که ارغوان و کتان می‌پوشید و هر روزه در عیاشی با جلال بسرمی برد. bible_en_fa It is neither fit for the land, nor yet for the dunghill; but men cast it out. He that hath ears to hear, let him hear. و فقیری مقروح بود ایلعازر نام که او رابر درگاه او می‌گذاشتند، bible_en_fa Then drew near unto him all the publicans and sinners for to hear him. و آرزو می‌داشت که از پاره هایی که از خوان آن دولتمند می‌ریخت، خود را سیر کند. بلکه سگان نیز آمده زبان برزخمهای او می‌مالیدند. bible_en_fa And the Pharisees and scribes murmured, saying, This man receiveth sinners, and eateth with them. باری آن فقیر بمرد و فرشتگان، او را به آغوش ابراهیم بردند و آن دولتمند نیز مرد و او را دفن کردند. bible_en_fa And he spake this parable unto them, saying, پس چشمان خود را در عالم اموات گشوده، خود رادر عذاب یافت. و ابراهیم را از دور و ایلعازر را درآغوشش دید. bible_en_fa What man of you, having an hundred sheep, if he lose one of them, doth not leave the ninety and nine in the wilderness, and go after that which is lost, until he find it? آنگاه به آواز بلند گفت، ای پدرمن ابراهیم، بر من ترحم فرما و ایلعازر را بفرست تا سر انگشت خود را به آب تر ساخته زبان مراخنک سازد، زیرا در این نار معذبم. bible_en_fa And when he hath found it, he layeth it on his shoulders, rejoicing. ابراهیم گفت‌ای فرزند به‌خاطر آور که تو در ایام زندگانی چیزهای نیکوی خود را یافتی و همچنین ایلعازرچیزهای بد را، لیکن او الحال در تسلی است و تودر عذاب. bible_en_fa And when he cometh home, he calleth together his friends and neighbours, saying unto them, Rejoice with me; for I have found my sheep which was lost. و علاوه بر این در میان ما و شماورطه عظیمی است، چنانچه آنانی که می‌خواهنداز اینجا به نزد شما عبور کنند، نمی توانند و نه نشینندگان آنجا نزد ما توانند گذشت. bible_en_fa I say unto you, that likewise joy shall be in heaven over one sinner that repenteth, more than over ninety and nine just persons, which need no repentance. گفت‌ای پدر به تو التماس دارم که او را به خانه پدرم بفرستی. bible_en_fa Either what woman having ten pieces of silver, if she lose one piece, doth not light a candle, and sweep the house, and seek diligently till she find it? زیرا که مرا پنج برادر است تا ایشان راآگاه سازد، مبادا ایشان نیز به این مکان عذاب بیایند. bible_en_fa And when she hath found it, she calleth her friends and her neighbours together, saying, Rejoice with me; for I have found the piece which I had lost. ابراهیم وی را گفت موسی و انبیا رادارند سخن ایشان را بشنوند. bible_en_fa Likewise, I say unto you, there is joy in the presence of the angels of God over one sinner that repenteth. گفت نه‌ای پدرما ابراهیم، لیکن اگر کسی از مردگان نزد ایشان رود، توبه خواهند کرد.وی را گفت هرگاه موسی و انبیا را نشنوند اگر کسی از مردگان نیزبرخیزد، هدایت نخواهند پذیرفت.» bible_en_fa And he said, A certain man had two sons: وی را گفت هرگاه موسی و انبیا را نشنوند اگر کسی از مردگان نیزبرخیزد، هدایت نخواهند پذیرفت.» bible_en_fa And the younger of them said to his father, Father, give me the portion of goods that falleth to me. And he divided unto them his living. و شاگردان خود را گفت: «لابد است ازوقوع لغزشها، لیکن وای بر آن کسی‌که باعث آنها شود. bible_en_fa And not many days after the younger son gathered all together, and took his journey into a far country, and there wasted his substance with riotous living. او را بهتر می‌بود که سنگ آسیایی بر گردنش آویخته شود و در دریا افکنده شود از اینکه یکی از این کودکان را لغزش دهد. bible_en_fa And when he had spent all, there arose a mighty famine in that land; and he began to be in want. احتراز کنید و اگر برادرت به تو خطا ورزد او راتنبیه کن و اگر توبه کند او را ببخش. bible_en_fa And he went and joined himself to a citizen of that country; and he sent him into his fields to feed swine. و هرگاه درروزی هفت کرت به تو گناه کند و در روزی هفت مرتبه، برگشته به تو گوید توبه می‌کنم، او راببخش.» bible_en_fa And he would fain have filled his belly with the husks that the swine did eat: and no man gave unto him. آنگاه رسولان به خداوند گفتند: «ایمان ما رازیاد کن.» bible_en_fa And when he came to himself, he said, How many hired servants of my father's have bread enough and to spare, and I perish with hunger! خداوند گفت: «اگر ایمان به قدر دانه خردلی می‌داشتید، به این درخت افراغ می‌گفتیدکه کنده شده در دریا نشانده شود اطاعت شمامی کرد. bible_en_fa I will arise and go to my father, and will say unto him, Father, I have sinned against heaven, and before thee, «اما کیست از شماکه غلامش به شخم کردن یا شبانی مشغول شود و وقتی که از صحرا آید به وی گوید، بزودی بیا و بنشین. bible_en_fa And am no more worthy to be called thy son: make me as one of thy hired servants. بلکه آیا بدونمی گوید چیزی درست کن تا شام بخورم و کمرخود را بسته مرا خدمت کن تا بخورم و بنوشم وبعد از آن تو بخور و بیاشام؟ bible_en_fa And he arose, and came to his father. But when he was yet a great way off, his father saw him, and had compassion, and ran, and fell on his neck, and kissed him. آیا از آن غلام منت می‌کشد از آنکه حکمهای او را به‌جا آورد؟ گمان ندارم. bible_en_fa And the son said unto him, Father, I have sinned against heaven, and in thy sight, and am no more worthy to be called thy son. همچنین شما نیز چون به هر چیزی که مامور شده‌اید عمل کردید، گویید که غلامان بی‌منفعت هستیم زیرا که آنچه بر ما واجب بود به‌جا آوردیم.» bible_en_fa But the father said to his servants, Bring forth the best robe, and put it on him; and put a ring on his hand, and shoes on his feet: و هنگامی که سفر به سوی اورشلیم می‌کرداز میانه سامره و جلیل می‌رفت. bible_en_fa And bring hither the fatted calf, and kill it; and let us eat, and be merry: و چون به قریه‌ای داخل می‌شد ناگاه ده شخص ابرص به استقبال او آمدند و از دور ایستاده، bible_en_fa For this my son was dead, and is alive again; he was lost, and is found. And they began to be merry. به آواز بلندگفتند: «ای عیسی خداوند بر ما ترحم فرما.» bible_en_fa Now his elder son was in the field: and as he came and drew nigh to the house, he heard musick and dancing. اوبه ایشان نظر کرده گفت: «بروید و خود را به کاهن بنمایید.» ایشان چون می‌رفتند، طاهر گشتند. bible_en_fa And he called one of the servants, and asked what these things meant. و یکی از ایشان چون دید که شفا یافته است، برگشته به صدای بلند خدا را تمجید می‌کرد. bible_en_fa And he said unto him, Thy brother is come; and thy father hath killed the fatted calf, because he hath received him safe and sound. وپیش قدم او به روی در‌افتاده وی را شکر کرد. و اواز اهل سامره بود. bible_en_fa And he was angry, and would not go in: therefore came his father out, and intreated him. عیسی ملتفت شده گفت «آیا ده نفر طاهر نشدند، پس آن نه کجا شدند؟ bible_en_fa And he answering said to his father, Lo, these many years do I serve thee, neither transgressed I at any time thy commandment: and yet thou never gavest me a kid, that I might make merry with my friends: آیا هیچ‌کس یافت نمی شود که برگشته خدا راتمجید کند جز این غریب؟» bible_en_fa But as soon as this thy son was come, which hath devoured thy living with harlots, thou hast killed for him the fatted calf. و بدو گفت: «برخاسته برو که ایمانت تو را نجات داده است.» bible_en_fa And he said unto him, Son, thou art ever with me, and all that I have is thine. و چون فریسیان از او پرسیدند که ملکوت خدا کی می‌آید، او در جواب ایشان گفت: «ملکوت خدا با مراقبت نمی آید. bible_en_fa It was meet that we should make merry, and be glad: for this thy brother was dead, and is alive again; and was lost, and is found. و نخواهندگفت که در فلان یا فلان جاست. زیرا اینک ملکوت خدا در میان شما است.» bible_en_fa And he said also unto his disciples, There was a certain rich man, which had a steward; and the same was accused unto him that he had wasted his goods. و به شاگردان خود گفت: «ایامی می‌آید که آرزو خواهید داشت که روزی از روزهای پسر انسان را بینید ونخواهید دید. bible_en_fa And he called him, and said unto him, How is it that I hear this of thee? give an account of thy stewardship; for thou mayest be no longer steward. و به شما خواهند گفت، اینک در فلان یا فلان جاست، مروید و تعاقب آن مکنید. bible_en_fa Then the steward said within himself, What shall I do? for my lord taketh away from me the stewardship: I cannot dig; to beg I am ashamed. زیرا چون برق که از یک جانب زیرآسمان لامع شده تا جانب دیگر زیر آسمان درخشان می‌شود، پسر انسان در یوم خودهمچنین خواهد بود. bible_en_fa I am resolved what to do, that, when I am put out of the stewardship, they may receive me into their houses. لیکن اول لازم است که اوزحمات بسیار بیند و از این فرقه مطرود شود. bible_en_fa So he called every one of his lord's debtors unto him, and said unto the first, How much owest thou unto my lord? و چنانکه در ایام نوح واقع شد، همانطوردر زمان پسر انسان نیز خواهد بود، bible_en_fa And he said, An hundred measures of oil. And he said unto him, Take thy bill, and sit down quickly, and write fifty. که می‌خوردند و می‌نوشیدند و زن و شوهرمی گرفتند تا روزی که چون نوح داخل کشتی شد، طوفان آمده همه را هلاک ساخت. bible_en_fa Then said he to another, And how much owest thou? And he said, An hundred measures of wheat. And he said unto him, Take thy bill, and write fourscore. وهمچنان‌که در ایام لوط شد که به خوردن وآشامیدن و خرید و فروش و زراعت و عمارت مشغول می‌بودند، bible_en_fa And the lord commended the unjust steward, because he had done wisely: for the children of this world are in their generation wiser than the children of light. تا روزی که چون لوط ازسدوم بیرون آمد، آتش و گوگرد از آسمان باریدو همه را هلاک ساخت. bible_en_fa And I say unto you, Make to yourselves friends of the mammon of unrighteousness; that, when ye fail, they may receive you into everlasting habitations. بر همین منوال خواهدبود در روزی که پسر انسان ظاهر شود. bible_en_fa He that is faithful in that which is least is faithful also in much: and he that is unjust in the least is unjust also in much. در آن روز هر‌که بر پشت بام باشد و اسباب او در خانه نزول نکند تا آنها را بردارد و کسی‌که در صحراباشد همچنین برنگردد. bible_en_fa If therefore ye have not been faithful in the unrighteous mammon, who will commit to your trust the true riches? زن لوط را بیاد آورید. bible_en_fa And if ye have not been faithful in that which is another man's, who shall give you that which is your own? هر‌که خواهد جان خود را برهاند آن را هلاک خواهد کرد و هر‌که آن را هلاک کند آن را زنده نگاه خواهد داشت. bible_en_fa No servant can serve two masters: for either he will hate the one, and love the other; or else he will hold to the one, and despise the other. Ye cannot serve God and mammon. به شما می‌گویم در آن شب دو نفر بر یک تخت خواهند بود، یکی برداشته و دیگری واگذارده خواهد شد. bible_en_fa And the Pharisees also, who were covetous, heard all these things: and they derided him. و دوزن که در یک جا دستاس کنند، یکی برداشته ودیگری واگذارده خواهد شد. bible_en_fa And he said unto them, Ye are they which justify yourselves before men; but God knoweth your hearts: for that which is highly esteemed among men is abomination in the sight of God. و دونفر که درمزرعه باشند، یکی برداشته و دیگری واگذارده خواهد شد.»در جواب وی گفتند: «کجا‌ای خداوند.» گفت: «در هر جایی که لاش باشد درآنجا کرکسان جمع خواهند شد.» bible_en_fa The law and the prophets were until John: since that time the kingdom of God is preached, and every man presseth into it. در جواب وی گفتند: «کجا‌ای خداوند.» گفت: «در هر جایی که لاش باشد درآنجا کرکسان جمع خواهند شد.» bible_en_fa And it is easier for heaven and earth to pass, than one tittle of the law to fail. و برای ایشان نیز مثلی آورد در اینکه می باید همیشه دعا کرد و کاهلی نورزید. bible_en_fa Whosoever putteth away his wife, and marrieth another, committeth adultery: and whosoever marrieth her that is put away from her husband committeth adultery. پس گفت که «در شهری داوری بود که نه ترس از خدا و نه باکی از انسان می‌داشت. bible_en_fa There was a certain rich man, which was clothed in purple and fine linen, and fared sumptuously every day: ودر همان شهر بیوه‌زنی بود که پیش وی آمده می‌گفت، داد مرا از دشمنم بگیر. bible_en_fa And there was a certain beggar named Lazarus, which was laid at his gate, full of sores, و تا مدتی به وی اعتناننمود ولکن بعد از آن با خود گفت هرچند از خدا نمی ترسم و از مردم باکی ندارم، bible_en_fa And desiring to be fed with the crumbs which fell from the rich man's table: moreover the dogs came and licked his sores. لیکن چون این بیوه‌زن مرا زحمت می‌دهد، به داد او می‌رسم، مبادا پیوسته آمده مرا به رنج آورد. bible_en_fa And it came to pass, that the beggar died, and was carried by the angels into Abraham's bosom: the rich man also died, and was buried; خداوند گفت بشنوید که این داوربی انصاف چه می‌گوید؟ bible_en_fa And in hell he lift up his eyes, being in torments, and seeth Abraham afar off, and Lazarus in his bosom. و آیا خدا برگزیدگان خود را که شبانه‌روز بدو استغاثه می‌کنند، دادرسی نخواهد کرد، اگرچه برای ایشان دیرغضب باشد؟ bible_en_fa And he cried and said, Father Abraham, have mercy on me, and send Lazarus, that he may dip the tip of his finger in water, and cool my tongue; for I am tormented in this flame. به شما می‌گویم که به زودی دادرسی ایشان را خواهد کرد. لیکن چون پسرانسان آید، آیا ایمان را بر زمین خواهدیافت؟ bible_en_fa But Abraham said, Son, remember that thou in thy lifetime receivedst thy good things, and likewise Lazarus evil things: but now he is comforted, and thou art tormented. و این مثل را آورد برای بعضی که بر خوداعتماد می‌داشتند که عادل بودند و دیگران راحقیر می‌شمردند. bible_en_fa And beside all this, between us and you there is a great gulf fixed: so that they which would pass from hence to you cannot; neither can they pass to us, that would come from thence. که «دو نفر یکی فریسی ودیگری باجگیر به هیکل رفتند تا عبادت کنند. bible_en_fa Then he said, I pray thee therefore, father, that thou wouldest send him to my father's house: آن فریسی ایستاده بدینطور با خود دعا کرد که خدایا تو را شکر می‌کنم که مثل سایر مردم حریص و ظالم و زناکار نیستم و نه مثل این باجگیر، bible_en_fa For I have five brethren; that he may testify unto them, lest they also come into this place of torment. هر هفته دو مرتبه روزه می‌دارم و ازآنچه پیدا می‌کنم ده‌یک می‌دهم. bible_en_fa Abraham saith unto him, They have Moses and the prophets; let them hear them. اما آن باجگیر دور ایستاده نخواست چشمان خود را به سوی آسمان بلند کند بلکه به سینه خود زده گفت، خدایا بر من گناهکار ترحم فرما. bible_en_fa And he said, Nay, father Abraham: but if one went unto them from the dead, they will repent. به شمامی گویم که این شخص، عادل کرده شده به خانه خود رفت به خلاف آن دیگر، زیرا هر‌که خود رابرافرازد، پست گردد و هرکس خویشتن را فروتن سازد، سرافرازی یابد.» bible_en_fa And he said unto him, If they hear not Moses and the prophets, neither will they be persuaded, though one rose from the dead. پس اطفال را نیز نزد وی آوردند تا دست برایشان گذارد. اما شاگردانش چون دیدند، ایشان رانهیب دادند. bible_en_fa Then said he unto the disciples, It is impossible but that offences will come: but woe unto him, through whom they come! ولی عیسی ایشان را خوانده، گفت: «بچه‌ها را واگذارید تا نزد من آیند و ایشان را ممانعت مکنید، زیرا ملکوت خدا برای مثل اینها است. bible_en_fa It were better for him that a millstone were hanged about his neck, and he cast into the sea, than that he should offend one of these little ones. هرآینه به شما می‌گویم هر‌که ملکوت خدا را مثل طفل نپذیرد داخل آن نگردد.» bible_en_fa Take heed to yourselves: If thy brother trespass against thee, rebuke him; and if he repent, forgive him. و یکی از روسا از وی سوال نموده، گفت: «ای استاد نیکو چه کنم تا حیات جاودانی راوارث گردم؟» bible_en_fa And if he trespass against thee seven times in a day, and seven times in a day turn again to thee, saying, I repent; thou shalt forgive him. عیسی وی را گفت: «از بهر‌چه مرا نیکو می‌گویی و حال آنکه هیچ‌کس نیکونیست جز یکی که خدا باشد. bible_en_fa And the apostles said unto the Lord, Increase our faith. احکام رامی دانی زنا مکن، قتل مکن، دزدی منما، شهادت دروغ مده و پدر و مادر خود را محترم دار.» bible_en_fa And the Lord said, If ye had faith as a grain of mustard seed, ye might say unto this sycamine tree, Be thou plucked up by the root, and be thou planted in the sea; and it should obey you. گفت: «جمیع اینها را از طفولیت خود نگاه داشته‌ام.» bible_en_fa But which of you, having a servant plowing or feeding cattle, will say unto him by and by, when he is come from the field, Go and sit down to meat? عیسی چون این را شنید بدو گفت: «هنوز تو را یک چیز باقی است. آنچه داری بفروش و به فقرا بده که در آسمان گنجی خواهی داشت، پس آمده مرا متابعت کن.» bible_en_fa And will not rather say unto him, Make ready wherewith I may sup, and gird thyself, and serve me, till I have eaten and drunken; and afterward thou shalt eat and drink? چون این راشنید محزون گشت، زیرا که دولت فراوان داشت. bible_en_fa Doth he thank that servant because he did the things that were commanded him? I trow not. اما عیسی چون او را محزون دید گفت: «چه دشوار است که دولتمندان داخل ملکوت خداشوند. bible_en_fa So likewise ye, when ye shall have done all those things which are commanded you, say, We are unprofitable servants: we have done that which was our duty to do. زیرا گذشتن شتر از سوراخ سوزن آسانتر است از دخول دولتمندی در ملکوت خدا.» bible_en_fa And it came to pass, as he went to Jerusalem, that he passed through the midst of Samaria and Galilee. اما شنوندگان گفتند: «پس که می‌تواندنجات یابد؟» bible_en_fa And as he entered into a certain village, there met him ten men that were lepers, which stood afar off: او گفت: «آنچه نزد مردم محال است، نزد خدا ممکن است.» bible_en_fa And they lifted up their voices, and said, Jesus, Master, have mercy on us. پطرس گفت: «اینک ما همه‌چیز را ترک کرده پیروی تو می‌کنیم.» bible_en_fa And when he saw them, he said unto them, Go shew yourselves unto the priests. And it came to pass, that, as they went, they were cleansed. به ایشان گفت: «هرآینه به شما می‌گویم، کسی نیست که خانه یاوالدین یا زن یا برادران یا اولاد را بجهت ملکوت خدا ترک کند، bible_en_fa And one of them, when he saw that he was healed, turned back, and with a loud voice glorified God, جز اینکه در این عالم چند برابربیابد و در عالم آینده حیات جاودانی را.» bible_en_fa And fell down on his face at his feet, giving him thanks: and he was a Samaritan. پس آن دوازده را برداشته، به ایشان گفت: «اینک به اورشلیم می‌رویم و آنچه به زبان انبیادرباره پسر انسان نوشته شده است، به انجام خواهد رسید. bible_en_fa And Jesus answering said, Were there not ten cleansed? but where are the nine? زیرا که او را به امت‌ها تسلیم می‌کنند و استهزا و بی‌حرمتی کرده آب دهان بروی انداخته bible_en_fa There are not found that returned to give glory to God, save this stranger. و تازیانه زده او را خواهند کشت ودر روز سوم خواهد برخاست.» bible_en_fa And he said unto him, Arise, go thy way: thy faith hath made thee whole. اما ایشان چیزی از این امور نفهمیدند و این سخن از ایشان مخفی داشته شد و آنچه می‌گفت، درک نکردند. bible_en_fa And when he was demanded of the Pharisees, when the kingdom of God should come, he answered them and said, The kingdom of God cometh not with observation: و چون نزدیک اریحا رسید، کوری بجهت گدایی بر سر راه نشسته بود. bible_en_fa Neither shall they say, Lo here! or, lo there! for, behold, the kingdom of God is within you. و چون صدای گروهی را که می‌گذشتند شنید، پرسید چه چیزاست؟ bible_en_fa And he said unto the disciples, The days will come, when ye shall desire to see one of the days of the Son of man, and ye shall not see it. گفتندش عیسی ناصری در گذر است. bible_en_fa And they shall say to you, See here; or, see there: go not after them, nor follow them. در حال فریاد برآورده گفت: «ای عیسی، ای پسر داود، بر من ترحم فرما.» bible_en_fa For as the lightning, that lighteneth out of the one part under heaven, shineth unto the other part under heaven; so shall also the Son of man be in his day. و هرچند آنانی که پیش می‌رفتند او را نهیب می‌دادند تا خاموش شود، او بلندتر فریاد می‌زد که پسر داودا بر من ترحم فرما. bible_en_fa But first must he suffer many things, and be rejected of this generation. آنگاه عیسی ایستاده فرمود تا او رانزد وی بیاورند. و چون نزدیک شد از وی پرسیده، bible_en_fa And as it was in the days of Noe, so shall it be also in the days of the Son of man. گفت: «چه می‌خواهی برای توبکنم؟» عرض کرد: «ای خداوند، تا بینا شوم.» bible_en_fa They did eat, they drank, they married wives, they were given in marriage, until the day that Noe entered into the ark, and the flood came, and destroyed them all. عیسی به وی گفت: «بینا شو که ایمانت تو راشفا داده است.»در ساعت بینایی یافته، خدا راتمجید‌کنان از عقب او افتاد و جمیع مردم چون این را دیدند، خدا را تسبیح خواندند. bible_en_fa Likewise also as it was in the days of Lot; they did eat, they drank, they bought, they sold, they planted, they builded; در ساعت بینایی یافته، خدا راتمجید‌کنان از عقب او افتاد و جمیع مردم چون این را دیدند، خدا را تسبیح خواندند. bible_en_fa But the same day that Lot went out of Sodom it rained fire and brimstone from heaven, and destroyed them all. پس وارد اریحا شده، از آنجا می گذشت. bible_en_fa Even thus shall it be in the day when the Son of man is revealed. که ناگاه شخصی زکی نام که رئیس باجگیران و دولتمند بود، bible_en_fa In that day, he which shall be upon the housetop, and his stuff in the house, let him not come down to take it away: and he that is in the field, let him likewise not return back. خواست عیسی را ببیند که کیست و از کثرت خلق نتوانست، زیرا کوتاه قد بود. bible_en_fa Remember Lot's wife. پس پیش دویده بردرخت افراغی برآمد تا او را ببیند. چونکه اومی خواست از آن راه عبور کند. bible_en_fa Whosoever shall seek to save his life shall lose it; and whosoever shall lose his life shall preserve it. و چون عیسی به آن مکان رسید، بالا نگریسته او را دید و گفت: «ای زکی بشتاب و به زیر بیا زیرا که باید امروز درخانه تو بمانم.» bible_en_fa I tell you, in that night there shall be two men in one bed; the one shall be taken, and the other shall be left. پس به زودی پایین شده او را به خرمی پذیرفت. bible_en_fa Two women shall be grinding together; the one shall be taken, and the other left. و همه چون این را دیدند، همهمه‌کنان می‌گفتند که در خانه شخصی گناهکار به میهمانی رفته است. bible_en_fa Two men shall be in the field; the one shall be taken, and the other left. اما زکی برپا شده به خداوند گفت: «الحال‌ای خداوند نصف مایملک خود را به فقرامی دهم و اگر چیزی ناحق از کسی گرفته باشم، چهار برابر بدو رد می‌کنم.» bible_en_fa And they answered and said unto him, Where, Lord? And he said unto them, Wheresoever the body is, thither will the eagles be gathered together. عیسی به وی گفت: «امروز نجات در این خانه پیدا شد. زیرا که این شخص هم پسر ابراهیم است. bible_en_fa And he spake a parable unto them to this end, that men ought always to pray, and not to faint; زیرا که پسرانسان آمده است تا گمشده را بجوید و نجات‌بخشد.» bible_en_fa Saying, There was in a city a judge, which feared not God, neither regarded man: و چون ایشان این را شنیدند او مثلی زیادکرده آورد چونکه نزدیک به اورشلیم بود و ایشان گمان می‌بردند که ملکوت خدا می‌باید در همان زمان ظهور کند. bible_en_fa And there was a widow in that city; and she came unto him, saying, Avenge me of mine adversary. پس گفت: «شخصی شریف به دیار بعید سفر کرد تا ملکی برای خود گرفته مراجعت کند. bible_en_fa And he would not for a while: but afterward he said within himself, Though I fear not God, nor regard man; پس ده نفر از غلامان خود راطلبیده ده قنطار به ایشان سپرده فرمود، تجارت کنید تا بیایم. bible_en_fa Yet because this widow troubleth me, I will avenge her, lest by her continual coming she weary me. اما اهل ولایت او، چونکه او رادشمن می‌داشتند ایلچیان در عقب او فرستاده گفتند، نمی خواهیم این شخص بر ما سلطنت کند. bible_en_fa And the Lord said, Hear what the unjust judge saith. و چون ملک را گرفته مراجعت کرده بود، فرمود تا آن غلامانی را که به ایشان نقد سپرده بودحاضر کنند تا بفهمد هر یک چه سود نموده است. bible_en_fa And shall not God avenge his own elect, which cry day and night unto him, though he bear long with them? پس اولی آمده گفت، ای آقا قنطار تو ده قنطار دیگر نفع آورده است. bible_en_fa I tell you that he will avenge them speedily. Nevertheless when the Son of man cometh, shall he find faith on the earth? بدو گفت آفرین‌ای غلام نیکو. چونکه بر چیز کم امین بودی بر ده شهر حاکم شو. bible_en_fa And he spake this parable unto certain which trusted in themselves that they were righteous, and despised others: و دیگری آمده گفت، ای آقاقنطار تو پنج قنطار سود کرده است. bible_en_fa Two men went up into the temple to pray; the one a Pharisee, and the other a publican. او را نیزفرمود بر پنج شهر حکمرانی کن. bible_en_fa The Pharisee stood and prayed thus with himself, God, I thank thee, that I am not as other men are, extortioners, unjust, adulterers, or even as this publican. و سومی آمده گفت، ای آقا اینک قنطار تو موجود است، آن را در پارچه‌ای نگاه داشته‌ام. bible_en_fa I fast twice in the week, I give tithes of all that I possess. زیرا که از توترسیدم چونکه مرد تندخویی هستی. آنچه نگذارده‌ای، برمی داری و از آنچه نکاشته‌ای درومی کنی. bible_en_fa And the publican, standing afar off, would not lift up so much as his eyes unto heaven, but smote upon his breast, saying, God be merciful to me a sinner. به وی گفت، از زبان خودت بر توفتوی می‌دهم، ای غلام شریر. دانسته‌ای که من مرد تندخویی هستم که برمیدارم آنچه رانگذاشته‌ام و درو می‌کنم آنچه را نپاشیده‌ام. bible_en_fa I tell you, this man went down to his house justified rather than the other: for every one that exalteth himself shall be abased; and he that humbleth himself shall be exalted. پس برای چه نقد مرا نزد صرافان نگذاردی تاچون آیم آن را با سود دریافت کنم؟ bible_en_fa And they brought unto him also infants, that he would touch them: but when his disciples saw it, they rebuked them. پس به حاضرین فرمود قنطار را از این شخص بگیرید وبه صاحب ده قنطار بدهید. bible_en_fa But Jesus called them unto him, and said, Suffer little children to come unto me, and forbid them not: for of such is the kingdom of God. به او گفتند‌ای خداوند، وی ده قنطار دارد. bible_en_fa Verily I say unto you, Whosoever shall not receive the kingdom of God as a little child shall in no wise enter therein. زیرا به شمامی گویم به هر‌که دارد داده شود و هر‌که نداردآنچه دارد نیز از او گرفته خواهد شد. bible_en_fa And a certain ruler asked him, saying, Good Master, what shall I do to inherit eternal life? اما آن دشمنان من که نخواستند من بر ایشان حکمرانی نمایم، در اینجا حاضر ساخته پیش من به قتل رسانید.» bible_en_fa And Jesus said unto him, Why callest thou me good? none is good, save one, that is, God. و چون این را گفت، پیش رفته متوجه اورشلیم گردید. bible_en_fa Thou knowest the commandments, Do not commit adultery, Do not kill, Do not steal, Do not bear false witness, Honour thy father and thy mother. و چون نزدیک بیت‌فاجی وبیت عنیا بر کوه مسمی به زیتون رسید، دو نفر ازشاگردان خود را فرستاده، bible_en_fa And he said, All these have I kept from my youth up. گفت: «به آن قریه‌ای که پیش روی شما است بروید و چون داخل آن شدید، کره الاغی بسته خواهید یافت که هیچ‌کس بر آن هرگز سوار نشده. آن را باز کرده بیاورید. bible_en_fa Now when Jesus heard these things, he said unto him, Yet lackest thou one thing: sell all that thou hast, and distribute unto the poor, and thou shalt have treasure in heaven: and come, follow me. و اگر کسی به شما گوید، چرا این راباز می‌کنید، به وی گویید خداوند او را لازم دارد.» bible_en_fa And when he heard this, he was very sorrowful: for he was very rich. پس فرستادگان رفته آن چنانکه بدیشان گفته بود یافتند. bible_en_fa And when Jesus saw that he was very sorrowful, he said, How hardly shall they that have riches enter into the kingdom of God! و چون کره را باز می‌کردند، مالکانش به ایشان گفتند چرا کره را باز می‌کنید؟ bible_en_fa For it is easier for a camel to go through a needle's eye, than for a rich man to enter into the kingdom of God. گفتند خداوند او را لازم دارد. bible_en_fa And they that heard it said, Who then can be saved? پس او را به نزد عیسی آوردند و رخت خود را بر کره افکنده، عیسی را سوار کردند. bible_en_fa And he said, The things which are impossible with men are possible with God. و هنگامی که او می‌رفت جامه های خود را در راه می‌گستردند. bible_en_fa Then Peter said, Lo, we have left all, and followed thee. و چون نزدیک به‌سرازیری کوه زیتون رسید، تمامی شاگردانش شادی کرده، به آوازبلند خدا را حمد گفتن شروع کردند، به‌سبب همه قواتی که از او دیده بودند. bible_en_fa And he said unto them, Verily I say unto you, There is no man that hath left house, or parents, or brethren, or wife, or children, for the kingdom of God's sake, و می‌گفتند مبارک باد آن پادشاهی که می‌آید، به نام خداوند سلامتی در آسمان و جلال در اعلی علیین باد. bible_en_fa Who shall not receive manifold more in this present time, and in the world to come life everlasting. آنگاه بعضی از فریسیان از آن میان بدو گفتند: «ای استاد شاگردان خود را نهیب نما.» bible_en_fa Then he took unto him the twelve, and said unto them, Behold, we go up to Jerusalem, and all things that are written by the prophets concerning the Son of man shall be accomplished. او درجواب ایشان گفت: «به شما می‌گویم اگراینها ساکت شوند، هرآینه سنگها به صداآیند.» bible_en_fa For he shall be delivered unto the Gentiles, and shall be mocked, and spitefully entreated, and spitted on: و چون نزدیک شده، شهر را نظاره کرد برآن گریان گشته، bible_en_fa And they shall scourge him, and put him to death: and the third day he shall rise again. گفت: «اگر تو نیز می‌دانستی هم در این زمان خود آنچه باعث سلامتی تومیشد، لاکن الحال از چشمان تو پنهان گشته است. bible_en_fa And they understood none of these things: and this saying was hid from them, neither knew they the things which were spoken. زیرا ایامی بر تو می‌آید که دشمنانت گرد تو سنگرها سازند و تو را احاطه کرده از هرجانب محاصره خواهند نمود. bible_en_fa And it came to pass, that as he was come nigh unto Jericho, a certain blind man sat by the way side begging: و تو را وفرزندانت را در اندرون تو بر خاک خواهند افکندو در تو سنگی بر سنگی نخواهند گذاشت زیرا که ایام تفقد خود را ندانستی.» bible_en_fa And hearing the multitude pass by, he asked what it meant. و چون داخل هیکل شد، کسانی را که درآنجا خرید و فروش می‌کردند، به بیرون نمودن آغاز کرد. bible_en_fa And they told him, that Jesus of Nazareth passeth by. و به ایشان گفت: «مکتوب است که خانه من خانه عبادت است لیکن شما آن را مغاره دزدان ساخته‌اید.» bible_en_fa And he cried, saying, Jesus, thou Son of David, have mercy on me. و هر روز در هیکل تعلیم می‌داد، اما روسای کهنه و کاتبان و اکابر قوم قصدهلاک نمودن او می‌کردند.و نیافتند چه کنندزیرا که تمامی مردم بر او آویخته بودند که از اوبشنوند. bible_en_fa And they which went before rebuked him, that he should hold his peace: but he cried so much the more, Thou Son of David, have mercy on me. و نیافتند چه کنندزیرا که تمامی مردم بر او آویخته بودند که از اوبشنوند. bible_en_fa And Jesus stood, and commanded him to be brought unto him: and when he was come near, he asked him, روزی از آن روزها واقع شد هنگامی که او قوم را در هیکل تعلیم و بشارت می‌داد که روسا کهنه و کاتبان با مشایخ آمده، bible_en_fa Saying, What wilt thou that I shall do unto thee? And he said, Lord, that I may receive my sight. به وی گفتند: «به ما بگو که به چه قدرت این کارها رامی کنی و کیست که این قدرت را به تو داده است؟» bible_en_fa And Jesus said unto him, Receive thy sight: thy faith hath saved thee. در جواب ایشان گفت: «من نیز از شماچیزی می‌پرسم. به من بگویید. bible_en_fa And immediately he received his sight, and followed him, glorifying God: and all the people, when they saw it, gave praise unto God. تعمید یحیی ازآسمان بود یا از مردم؟» bible_en_fa And Jesus entered and passed through Jericho. ایشان با خود اندیشیده، گفتند که اگر گوییم از آسمان، هرآینه گوید چرا به او ایمان نیاوردید؟ bible_en_fa And, behold, there was a man named Zacchaeus, which was the chief among the publicans, and he was rich. و اگر گوییم از انسان، تمامی قوم ما را سنگسار کنند زیرا یقین می‌دارند که یحیی نبی است.» bible_en_fa And he sought to see Jesus who he was; and could not for the press, because he was little of stature. پس جواب دادند که «نمی دانیم از کجا بود.» bible_en_fa And he ran before, and climbed up into a sycomore tree to see him: for he was to pass that way. عیسی به ایشان گفت: «من نیز شما را نمی گویم که این کارها را به چه قدرت به‌جا می‌آورم.» bible_en_fa And when Jesus came to the place, he looked up, and saw him, and said unto him, Zacchaeus, make haste, and come down; for to day I must abide at thy house. و این مثل را به مردم گفتن گرفت که «شخصی تاکستانی غرس کرد و به باغبانش سپرده مدت مدیدی سفر کرد. bible_en_fa And he made haste, and came down, and received him joyfully. و در موسم غلامی نزدباغبانان فرستاد تا از میوه باغ بدو سپارند. اماباغبانان او را زده، تهی‌دست بازگردانیدند. bible_en_fa And when they saw it, they all murmured, saying, That he was gone to be guest with a man that is a sinner. پس غلامی دیگر روانه نمود. او را نیز تازیانه زده بی‌حرمت کرده، تهی‌دست بازگردانیدند. bible_en_fa And Zacchaeus stood, and said unto the Lord; Behold, Lord, the half of my goods I give to the poor; and if I have taken any thing from any man by false accusation, I restore him fourfold. و بازسومی فرستاد. او را نیز مجروح ساخته بیرون افکندند. bible_en_fa And Jesus said unto him, This day is salvation come to this house, forsomuch as he also is a son of Abraham. آنگاه صاحب باغ گفت چه کنم؟ پسرحبیب خود را می‌فرستم شاید چون او را بینند احترام خواهند نمود. bible_en_fa For the Son of man is come to seek and to save that which was lost. اما چون باغبانان او رادیدند، با خود تفکرکنان گفتند، این وارث می‌باشد، بیایید او را بکشیم تا میراث از آن ماگردد. bible_en_fa And as they heard these things, he added and spake a parable, because he was nigh to Jerusalem, and because they thought that the kingdom of God should immediately appear. در حال او را از باغ بیرون افکنده کشتند. پس صاحب باغ بدیشان چه خواهد کرد؟ bible_en_fa He said therefore, A certain nobleman went into a far country to receive for himself a kingdom, and to return. اوخواهد آمد و باغبانان را هلاک کرده باغ را به دیگران خواهد سپرد.» پس چون شنیدند گفتندحاشا. bible_en_fa And he called his ten servants, and delivered them ten pounds, and said unto them, Occupy till I come. به ایشان نظر افکنده گفت: «پس معنی‌این نوشته چیست، سنگی را که معماران ردکردند، همان سر زاویه شده است. bible_en_fa But his citizens hated him, and sent a message after him, saying, We will not have this man to reign over us. و هر‌که برآن سنگ افتد خرد شود، اما اگر آن بر کسی بیفتداو را نرم خواهد ساخت؟» bible_en_fa And it came to pass, that when he was returned, having received the kingdom, then he commanded these servants to be called unto him, to whom he had given the money, that he might know how much every man had gained by trading. آنگاه روسای کهنه و کاتبان خواستند که در همان ساعت او را گرفتارکنند. لیکن از قوم ترسیدند زیرا که دانستند که این مثل را درباره ایشان زده بود. bible_en_fa Then came the first, saying, Lord, thy pound hath gained ten pounds. و مراقب او بوده جاسوسان فرستادند که خود را صالح می‌نمودند تا سخنی از او گرفته، اورا به حکم و قدرت والی بسپارند. bible_en_fa And he said unto him, Well, thou good servant: because thou hast been faithful in a very little, have thou authority over ten cities. پس از اوسوال نموده گفتند: «ای استاد می‌دانیم که تو به راستی سخن می‌رانی و تعلیم می‌دهی و از کسی روداری نمی کنی، بلکه طریق خدا را به صدق می‌آموزی، bible_en_fa And the second came, saying, Lord, thy pound hath gained five pounds. آیا بر ما جایز هست که جزیه به قیصر بدهیم یا نه؟» bible_en_fa And he said likewise to him, Be thou also over five cities. او چون مکر ایشان را درک کرد، بدیشان گفت: «مرا برای چه امتحان می‌کنید؟ bible_en_fa And another came, saying, Lord, behold, here is thy pound, which I have kept laid up in a napkin: دیناری به من نشان دهید. صورت ورقمش از کیست؟ «ایشان در جواب گفتند: «از قیصر است.» bible_en_fa For I feared thee, because thou art an austere man: thou takest up that thou layedst not down, and reapest that thou didst not sow. او به ایشان گفت: «پس مال قیصررا به قیصر رد کنید و مال خدا را به خدا.» bible_en_fa And he saith unto him, Out of thine own mouth will I judge thee, thou wicked servant. Thou knewest that I was an austere man, taking up that I laid not down, and reaping that I did not sow: پس چون نتوانستند او را به سخنی در نظر مردم ملزم سازند، از جواب او در عجب شده ساکت ماندند. bible_en_fa Wherefore then gavest not thou my money into the bank, that at my coming I might have required mine own with usury? و بعضی از صدوقیان که منکر قیامت هستند، پیش آمده از وی سوال کرده، bible_en_fa And he said unto them that stood by, Take from him the pound, and give it to him that hath ten pounds. گفتند: «ای استاد، موسی برای ما نوشته است که اگرکسی را برادری که زن داشته باشد بمیرد وبی اولاد فوت شود، باید برادرش آن زن را بگیردتا برای برادر خود نسلی آورد. bible_en_fa (And they said unto him, Lord, he hath ten pounds.) پس هفت برادربودند که اولی زن گرفته اولاد ناآورده، فوت شد. bible_en_fa For I say unto you, That unto every one which hath shall be given; and from him that hath not, even that he hath shall be taken away from him. بعد دومین آن زن را گرفته، او نیز بی‌اولاد بمرد. bible_en_fa But those mine enemies, which would not that I should reign over them, bring hither, and slay them before me. پس سومین او را گرفت و همچنین تا هفتمین وهمه فرزند ناآورده، مردند. bible_en_fa And when he had thus spoken, he went before, ascending up to Jerusalem. و بعد از همه، آن زن نیز وفات یافت. bible_en_fa And it came to pass, when he was come nigh to Bethphage and Bethany, at the mount called the mount of Olives, he sent two of his disciples, پس در قیامت، زن کدام‌یک از ایشان خواهد بود، زیرا که هر هفت او راداشتند؟» bible_en_fa Saying, Go ye into the village over against you; in the which at your entering ye shall find a colt tied, whereon yet never man sat: loose him, and bring him hither. عیسی در جواب ایشان گفت: «ابنای این عالم نکاح می‌کنند و نکاح کرده می‌شوند. bible_en_fa And if any man ask you, Why do ye loose him? thus shall ye say unto him, Because the Lord hath need of him. لیکن آنانی که مستحق رسیدن به آن عالم و به قیامت از مردگان شوند، نه نکاح می‌کنند و نه نکاح کرده می‌شوند. bible_en_fa And they that were sent went their way, and found even as he had said unto them. زیرا ممکن نیست که دیگربمیرند از آن جهت که مثل فرشتگان و پسران خدامی باشند، چونکه پسران قیامت هستند. bible_en_fa And as they were loosing the colt, the owners thereof said unto them, Why loose ye the colt? و امااینکه مردگان برمی خیزند، موسی نیز در ذکر بوته نشان داد، چنانکه خداوند را خدای ابراهیم وخدای اسحاق و خدای یعقوب خواند. bible_en_fa And they said, The Lord hath need of him. و حال آنکه خدای مردگان نیست بلکه خدای زندگان است. زیرا همه نزد او زنده هستند.» bible_en_fa And they brought him to Jesus: and they cast their garments upon the colt, and they set Jesus thereon. پس بعضی از کاتبان در جواب گفتند: «ای استاد. نیکوگفتی.» bible_en_fa And as he went, they spread their clothes in the way. و بعد از آن هیچ‌کس جرات آن نداشت که از وی سوالی کند. bible_en_fa And when he was come nigh, even now at the descent of the mount of Olives, the whole multitude of the disciples began to rejoice and praise God with a loud voice for all the mighty works that they had seen; پس به ایشان گفت: «چگونه می‌گویند که مسیح پسر داود است bible_en_fa Saying, Blessed be the King that cometh in the name of the Lord: peace in heaven, and glory in the highest. و خود داود در کتاب زبور می‌گوید، خداوند به خداوند من گفت به‌دست راست من بنشین bible_en_fa And some of the Pharisees from among the multitude said unto him, Master, rebuke thy disciples. تا دشمنان تو راپای انداز تو سازم؟ bible_en_fa And he answered and said unto them, I tell you that, if these should hold their peace, the stones would immediately cry out. پس چون داود او راخداوند می‌خواند چگونه پسر او می‌باشد؟» bible_en_fa And when he was come near, he beheld the city, and wept over it, و چون تمامی قوم می‌شنیدند، به شاگردان خود گفت: bible_en_fa Saying, If thou hadst known, even thou, at least in this thy day, the things which belong unto thy peace! but now they are hid from thine eyes. «بپرهیزید از کاتبانی که خرامیدن در لباس دراز را می‌پسندند و سلام در بازارها وصدر کنایس و بالا نشستن در ضیافتها را دوست می‌دارند.و خانه های بیوه‌زنان را می‌بلعند ونماز را به ریاکاری طول می‌دهند. اینها عذاب شدیدتر خواهند یافت.» bible_en_fa For the days shall come upon thee, that thine enemies shall cast a trench about thee, and compass thee round, and keep thee in on every side, و خانه های بیوه‌زنان را می‌بلعند ونماز را به ریاکاری طول می‌دهند. اینها عذاب شدیدتر خواهند یافت.» bible_en_fa And shall lay thee even with the ground, and thy children within thee; and they shall not leave in thee one stone upon another; because thou knewest not the time of thy visitation. و نظر کرده دولتمندانی را دید که هدایای خود را در بیت‌المال می‌اندازند. bible_en_fa And he went into the temple, and began to cast out them that sold therein, and them that bought; و بیوه‌زنی فقیر را دید که دو فلس در آنجا انداخت. bible_en_fa Saying unto them, It is written, My house is the house of prayer: but ye have made it a den of thieves. پس گفت: «هرآینه به شمامی گویم این بیوه فقیر از جمیع آنها بیشترانداخت. bible_en_fa And he taught daily in the temple. But the chief priests and the scribes and the chief of the people sought to destroy him, زیرا که همه ایشان از زیادتی خود درهدایای خدا انداختند، لیکن این زن از احتیاج خود تمامی معیشت خویش را انداخت. bible_en_fa And could not find what they might do: for all the people were very attentive to hear him. و چون بعضی ذکر هیکل می‌کردند که به سنگهای خوب و هدایا آراسته شده است گفت: bible_en_fa And it came to pass, that on one of those days, as he taught the people in the temple, and preached the gospel, the chief priests and the scribes came upon him with the elders, «ایامی می‌آید که از این چیزهایی که می‌بینید، سنگی بر سنگی گذارده نشود، مگر اینکه به زیرافکنده خواهد شد. bible_en_fa And spake unto him, saying, Tell us, by what authority doest thou these things? or who is he that gave thee this authority? و از او سوال نموده، گفتند: «ای استاد پس این امور کی واقع می‌شود وعلامت نزدیک شدن این وقایع چیست؟» bible_en_fa And he answered and said unto them, I will also ask you one thing; and answer me: گفت: «احتیاط کنید که گمراه نشوید. زیرا که بسا به نام من آمده خواهند گفت که من هستم و وقت نزدیک است. پس از عقب ایشان مروید. bible_en_fa The baptism of John, was it from heaven, or of men? و چون اخبارجنگها و فسادها را بشنوید، مضطرب مشویدزیرا که وقوع این امور اول ضرور است لیکن انتهادر ساعت نیست.» bible_en_fa And they reasoned with themselves, saying, If we shall say, From heaven; he will say, Why then believed ye him not? پس به ایشان گفت: «قومی با قومی ومملکتی با مملکتی مقاومت خواهند کرد. bible_en_fa But and if we say, Of men; all the people will stone us: for they be persuaded that John was a prophet. وزلزله های عظیم در جایها و قحطیها و وباها پدیدو چیزهای هولناک و علامات بزرگ از آسمان ظاهر خواهد شد. bible_en_fa And they answered, that they could not tell whence it was. و قبل از این همه، بر شمادست اندازی خواهند کرد و جفا نموده شما را به کنایس و زندانها خواهند سپرد و در حضورسلاطین و حکام بجهت نام من خواهند برد. bible_en_fa And Jesus said unto them, Neither tell I you by what authority I do these things. واین برای شما به شهادت خواهد انجامید. bible_en_fa Then began he to speak to the people this parable; A certain man planted a vineyard, and let it forth to husbandmen, and went into a far country for a long time. پس در دلهای خود قرار دهید که برای حجت آوردن، پیشتر اندیشه نکنید، bible_en_fa And at the season he sent a servant to the husbandmen, that they should give him of the fruit of the vineyard: but the husbandmen beat him, and sent him away empty. زیرا که من به شما زبانی وحکمتی خواهم داد که همه دشمنان شما با آن مقاومت و مباحثه نتوانند نمود. bible_en_fa And again he sent another servant: and they beat him also, and entreated him shamefully, and sent him away empty. و شما راوالدین و برادران و خویشان و دوستان تسلیم خواهند کرد و بعضی از شما را به قتل خواهندرسانید. bible_en_fa And again he sent a third: and they wounded him also, and cast him out. و جمیع مردم به جهت نام من شما رانفرت خواهند کرد. bible_en_fa Then said the lord of the vineyard, What shall I do? I will send my beloved son: it may be they will reverence him when they see him. ولکن مویی از سر شما گم نخواهد شد. bible_en_fa But when the husbandmen saw him, they reasoned among themselves, saying, This is the heir: come, let us kill him, that the inheritance may be ours. جانهای خود را به صبر دریابید. bible_en_fa So they cast him out of the vineyard, and killed him. What therefore shall the lord of the vineyard do unto them? «و چون بینید که اورشلیم به لشکرهامحاصره شده است آنگاه بدانید که خرابی آن رسیده است. bible_en_fa He shall come and destroy these husbandmen, and shall give the vineyard to others. And when they heard it, they said, God forbid. آنگاه هر‌که در یهودیه باشد، به کوهستان فرار کند و هر‌که در شهر باشد، بیرون رود و هر‌که در صحرا بود، داخل شهر نشود. bible_en_fa And he beheld them, and said, What is this then that is written, The stone which the builders rejected, the same is become the head of the corner? زیرا که همان است ایام انتقام، تا آنچه مکتوب است تمام شود. bible_en_fa Whosoever shall fall upon that stone shall be broken; but on whomsoever it shall fall, it will grind him to powder. لیکن وای بر آبستنان وشیردهندگان در آن ایام، زیرا تنگی سخت برروی زمین و غضب بر این قوم حادث خواهد شد. bible_en_fa And the chief priests and the scribes the same hour sought to lay hands on him; and they feared the people: for they perceived that he had spoken this parable against them. و به دم شمشیر خواهند افتاد و در میان جمیع امت‌ها به اسیری خواهند رفت و اورشلیم پایمال امت‌ها خواهد شد تا زمانهای امت‌ها به انجام رسد. bible_en_fa And they watched him, and sent forth spies, which should feign themselves just men, that they might take hold of his words, that so they might deliver him unto the power and authority of the governor. و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود و بر زمین تنگی و حیرت از برای امت‌ها روی خواهد نمود به‌سبب شوریدن دریا وامواجش. bible_en_fa And they asked him, saying, Master, we know that thou sayest and teachest rightly, neither acceptest thou the person of any, but teachest the way of God truly: و دلهای مردم ضعف خواهد کرد از خوف و انتظار آن وقایعی که برربع مسکون ظاهرمی شود، زیرا قوات آسمان متزلزل خواهد شد. bible_en_fa Is it lawful for us to give tribute unto Caesar, or no? و آنگاه پسر انسان را خواهند دید که بر ابری سوار شده با قوت و جلال عظیم می‌آید. bible_en_fa But he perceived their craftiness, and said unto them, Why tempt ye me? «و چون ابتدای این چیزها بشود راست شده، سرهای خود را بلند کنید از آن جهت که خلاصی شما نزدیک است.» bible_en_fa Shew me a penny. Whose image and superscription hath it? They answered and said, Caesar's. و برای ایشان مثلی گفت که «درخت انجیر و سایر درختان راملاحظه نمایید، bible_en_fa And he said unto them, Render therefore unto Caesar the things which be Caesar's, and unto God the things which be God's. که چون می‌بینید شکوفه می‌کند خود می‌دانید که تابستان نزدیک است. bible_en_fa And they could not take hold of his words before the people: and they marvelled at his answer, and held their peace. و همچنین شما نیز چون بینید که این امور واقع می‌شود، بدانید که ملکوت خدا نزدیک شده است. bible_en_fa Then came to him certain of the Sadducees, which deny that there is any resurrection; and they asked him, هرآینه به شما می‌گویم که تا جمیع این امور واقع نشود، این فرقه نخواهد گذشت. bible_en_fa Saying, Master, Moses wrote unto us, If any man's brother die, having a wife, and he die without children, that his brother should take his wife, and raise up seed unto his brother. آسمان و زمین زایل می‌شود لیکن سخنان من زایل نخواهد شد. bible_en_fa There were therefore seven brethren: and the first took a wife, and died without children. پس خود را حفظ کنید مبادا دلهای شما ازپرخوری و مستی و اندیشه های دنیوی، سنگین گردد و آن روز ناگهان بر شما آید. bible_en_fa And the second took her to wife, and he died childless. زیرا که مثل دامی بر جمیع سکنه تمام روی زمین خواهد آمد. bible_en_fa And the third took her; and in like manner the seven also: and they left no children, and died. پس در هر وقت دعا کرده، بیدار باشید تاشایسته آن شوید که از جمیع این چیزهایی که به وقوع خواهد پیوست نجات یابید و در حضورپسر انسان بایستید.» bible_en_fa Last of all the woman died also. و روزها را در هیکل تعلیم می‌داد و شبها بیرون رفته، در کوه معروف به زیتون به‌سر می‌برد.و هر بامداد قوم نزد وی در هیکل می‌شتافتند تا کلام او را بشنوند. bible_en_fa Therefore in the resurrection whose wife of them is she? for seven had her to wife. و هر بامداد قوم نزد وی در هیکل می‌شتافتند تا کلام او را بشنوند. bible_en_fa And Jesus answering said unto them, The children of this world marry, and are given in marriage: و چون عید فطیر که به فصح معروف است نزدیک شد، bible_en_fa But they which shall be accounted worthy to obtain that world, and the resurrection from the dead, neither marry, nor are given in marriage: روسای کهنه وکاتبان مترصد می‌بودند که چگونه او را به قتل رسانند، زیرا که از قوم ترسیدند. bible_en_fa Neither can they die any more: for they are equal unto the angels; and are the children of God, being the children of the resurrection. اما شیطان در یهودای مسمی به اسخریوطی که از‌جمله آن دوازده بود داخل گشت، bible_en_fa Now that the dead are raised, even Moses shewed at the bush, when he calleth the Lord the God of Abraham, and the God of Isaac, and the God of Jacob. و اورفته با روسای کهنه و سرداران سپاه گفتگو کرد که چگونه او را به ایشان تسلیم کند. bible_en_fa For he is not a God of the dead, but of the living: for all live unto him. ایشان شادشده با او عهد بستند که نقدی به وی دهند. bible_en_fa Then certain of the scribes answering said, Master, thou hast well said. و اوقبول کرده در صدد فرصتی برآمد که اورا درنهانی از مردم به ایشان تسلیم کند. bible_en_fa And after that they durst not ask him any question at all. اما چون روز فطیر که در آن می‌بایست فصح را ذبح کنند رسید، bible_en_fa And he said unto them, How say they that Christ is David's son? پطرس و یوحنا را فرستاده، گفت: «بروید و فصح را بجهت ما آماده کنید تابخوریم.» bible_en_fa And David himself saith in the book of Psalms, The LORD said unto my Lord, Sit thou on my right hand, به وی گفتند: «در کجا می‌خواهی مهیا کنیم؟» bible_en_fa Till I make thine enemies thy footstool. ایشان را گفت: «اینک هنگامی که داخل شهر شوید، شخصی با سبوی آب به شمابرمی خورد. به خانه‌ای که او درآید، از عقب وی بروید، bible_en_fa David therefore calleth him Lord, how is he then his son? و به صاحب‌خانه گویید، استاد تو را می گوید مهمانخانه کجا است تا در آن فصح را باشاگردان خود بخورم. bible_en_fa Then in the audience of all the people he said unto his disciples, او بالاخانه‌ای بزرگ ومفروش به شما نشان خواهد داد در آنجا مهیاسازید.» bible_en_fa Beware of the scribes, which desire to walk in long robes, and love greetings in the markets, and the highest seats in the synagogues, and the chief rooms at feasts; پس رفته چنانکه به ایشان گفته بودیافتند و فصح را آماده کردند. bible_en_fa Which devour widows' houses, and for a shew make long prayers: the same shall receive greater damnation. و چون وقت رسید با دوازده رسول بنشست. bible_en_fa And he looked up, and saw the rich men casting their gifts into the treasury. و به ایشان گفت: «اشتیاق بی‌نهایت داشتم که پیش از زحمت دیدنم، این فصح را باشما بخورم. bible_en_fa And he saw also a certain poor widow casting in thither two mites. زیرا به شما می‌گویم از این دیگرنمی خورم تا وقتی که در ملکوت خدا تمام شود.» bible_en_fa And he said, Of a truth I say unto you, that this poor widow hath cast in more than they all: پس پیاله‌ای گرفته، شکر نمود و گفت: «این رابگیرید و در میان خود تقسیم کنید. bible_en_fa For all these have of their abundance cast in unto the offerings of God: but she of her penury hath cast in all the living that she had. زیرا به شما می‌گویم که تا ملکوت خدا نیاید، از میوه مودیگر نخواهم نوشید.» bible_en_fa And as some spake of the temple, how it was adorned with goodly stones and gifts, he said, و نان را گرفته، شکرنمود و پاره کرده، به ایشان داد و گفت: «این است جسد من که برای شما داده می‌شود، این را به یادمن به‌جا آرید.» bible_en_fa As for these things which ye behold, the days will come, in the which there shall not be left one stone upon another, that shall not be thrown down. و همچنین بعد از شام پیاله راگرفت و گفت: «این پیاله عهد جدید است در خون من که برای شما ریخته می‌شود. bible_en_fa And they asked him, saying, Master, but when shall these things be? and what sign will there be when these things shall come to pass? لیکن اینک دست آن کسی‌که مرا تسلیم می‌کند با من در سفره است. bible_en_fa And he said, Take heed that ye be not deceived: for many shall come in my name, saying, I am Christ; and the time draweth near: go ye not therefore after them. زیرا که پسر انسان برحسب آنچه مقدراست، می‌رود لیکن وای بر آن کسی‌که او را تسلیم کند.» bible_en_fa But when ye shall hear of wars and commotions, be not terrified: for these things must first come to pass; but the end is not by and by. آنگاه از یکدیگر شروع کردند به پرسیدن که کدام‌یک از ایشان باشد که این کار بکند؟ bible_en_fa Then said he unto them, Nation shall rise against nation, and kingdom against kingdom: و در میان ایشان نزاعی نیز افتاد که کدام‌یک ازایشان بزرگتر می‌باشد؟ bible_en_fa And great earthquakes shall be in divers places, and famines, and pestilences; and fearful sights and great signs shall there be from heaven. آنگاه به ایشان گفت: «سلاطین امت‌ها بر ایشان سروری می‌کنند وحکام خود را ولی‌نعمت می‌خوانند. bible_en_fa But before all these, they shall lay their hands on you, and persecute you, delivering you up to the synagogues, and into prisons, being brought before kings and rulers for my name's sake. لیکن شماچنین مباشید، بلکه بزرگتر از شما مثل کوچکترباشد و پیشوا چون خادم. bible_en_fa And it shall turn to you for a testimony. زیرا کدام‌یک بزرگتراست آنکه به غذا نشیند یا آنکه خدمت کند آیانیست آنکه نشسته است؟ لیکن من در میان شماچون خادم هستم. bible_en_fa Settle it therefore in your hearts, not to meditate before what ye shall answer: و شما کسانی می‌باشید که در امتحانهای من با من به‌سر بردید. bible_en_fa For I will give you a mouth and wisdom, which all your adversaries shall not be able to gainsay nor resist. و من ملکوتی برای شما قرار می‌دهم چنانکه پدرم برای من مقرر فرمود. bible_en_fa And ye shall be betrayed both by parents, and brethren, and kinsfolks, and friends; and some of you shall they cause to be put to death. تا در ملکوت من از خوان من بخورید و بنوشید و بر کرسیها نشسته بردوازده سبط اسرائیل داوری کنید.» bible_en_fa And ye shall be hated of all men for my name's sake. پس خداوند گفت: «ای شمعون، ای شمعون، اینک شیطان خواست شما را چون گندم غربال کند، bible_en_fa But there shall not an hair of your head perish. لیکن من برای تو دعا کردم تاایمانت تلف نشود و هنگامی که تو بازگشت کنی برادران خود را استوار نما.» bible_en_fa In your patience possess ye your souls. به وی گفت: «ای خداوند حاضرم که با تو بروم حتی در زندان و درموت.» bible_en_fa And when ye shall see Jerusalem compassed with armies, then know that the desolation thereof is nigh. گفت: «تو را می‌گویم‌ای پطرس امروزخروس بانگ نزده باشد که سه مرتبه انکار خواهی کرد که مرا نمی شناسی.» bible_en_fa Then let them which are in Judaea flee to the mountains; and let them which are in the midst of it depart out; and let not them that are in the countries enter thereinto. و به ایشان گفت: «هنگامی که شما را بی‌کیسه و توشه‌دان و کفش فرستادم به هیچ‌چیز محتاج شدید؟» گفتند هیچ. bible_en_fa For these be the days of vengeance, that all things which are written may be fulfilled. پس به ایشان گفت: «لیکن الان هر‌که کیسه دارد، آن را بردارد و همچنین توشه‌دان را و کسی‌که شمشیر ندارد جامه خود را فروخته آن رابخرد. bible_en_fa But woe unto them that are with child, and to them that give suck, in those days! for there shall be great distress in the land, and wrath upon this people. زیرا به شما می‌گویم که این نوشته در من می‌باید به انجام رسید، یعنی با گناهکاران محسوب شد زیرا هر‌چه در خصوص من است، انقضا دارد. bible_en_fa And they shall fall by the edge of the sword, and shall be led away captive into all nations: and Jerusalem shall be trodden down of the Gentiles, until the times of the Gentiles be fulfilled. گفتند: «ای خداوند اینک دوشمشیر.» به ایشان گفت: «کافی است.» bible_en_fa And there shall be signs in the sun, and in the moon, and in the stars; and upon the earth distress of nations, with perplexity; the sea and the waves roaring; و برحسب عادت بیرون شده به کوه زیتون رفت و شاگردانش از عقب او رفتند. bible_en_fa Men's hearts failing them for fear, and for looking after those things which are coming on the earth: for the powers of heaven shall be shaken. و چون به آن موضع رسید، به ایشان گفت: «دعا کنید تا درامتحان نیفتید.» bible_en_fa And then shall they see the Son of man coming in a cloud with power and great glory. و او از ایشان به مسافت پرتاپ سنگی دور شده، به زانو درآمد و دعا کرده، گفت: bible_en_fa And when these things begin to come to pass, then look up, and lift up your heads; for your redemption draweth nigh. «ای پدر اگر بخواهی این پیاله را از من بگردان، لیکن نه به خواهش من بلکه به اراده تو.» bible_en_fa And he spake to them a parable; Behold the fig tree, and all the trees; وفرشته‌ای از آسمان بر او ظاهر شده او را تقویت می‌نمود. bible_en_fa When they now shoot forth, ye see and know of your own selves that summer is now nigh at hand. پس به مجاهده افتاده به سعی بلیغتردعا کرد، چنانکه عرق او مثل قطرات خون بود که بر زمین می‌ریخت. bible_en_fa So likewise ye, when ye see these things come to pass, know ye that the kingdom of God is nigh at hand. پس از دعا برخاسته نزدشاگردان خود آمده ایشان را از حزن در خواب یافت. bible_en_fa Verily I say unto you, This generation shall not pass away, till all be fulfilled. به ایشان گفت: «برای چه در خواب هستید؟ برخاسته دعا کنید تا در امتحان نیفتید.» bible_en_fa Heaven and earth shall pass away: but my words shall not pass away. و سخن هنوز بر زبانش بود که ناگاه جمعی آمدند و یکی از آن دوازده که یهودا نام داشت بردیگران سبقت جسته نزد عیسی آمد تا او راببوسد. bible_en_fa And take heed to yourselves, lest at any time your hearts be overcharged with surfeiting, and drunkenness, and cares of this life, and so that day come upon you unawares. و عیسی بدو گفت: «ای یهودا آیا به بوسه پسر انسان را تسلیم می‌کنی؟» bible_en_fa For as a snare shall it come on all them that dwell on the face of the whole earth. رفقایش چون دیدند که چه می‌شود عرض کردند خداوندابه شمشیر بزنیم. bible_en_fa Watch ye therefore, and pray always, that ye may be accounted worthy to escape all these things that shall come to pass, and to stand before the Son of man. و یکی از ایشان، غلام رئیس کهنه را زده، گوش راست او را از تن جدا کرد. bible_en_fa And in the day time he was teaching in the temple; and at night he went out, and abode in the mount that is called the mount of Olives. عیسی متوجه شده گفت: «تا به این بگذارید.» وگوش او را لمس نموده، شفا داد. bible_en_fa And all the people came early in the morning to him in the temple, for to hear him. پس عیسی به روسای کهنه و سرداران سپاه هیکل و مشایخی که نزد او آمده بودند گفت: «گویا بر دزد با شمشیرها و چوبها بیرون آمدید. bible_en_fa Now the feast of unleavened bread drew nigh, which is called the Passover. وقتی که هر روزه در هیکل با شما می‌بودم دست بر من دراز نکردید، لیکن این است ساعت شما و قدرت ظلمت.» bible_en_fa And the chief priests and scribes sought how they might kill him; for they feared the people. پس او را گرفته بردند و به‌سرای رئیس کهنه آوردند و پطرس از دور از عقب می‌آمد. bible_en_fa Then entered Satan into Judas surnamed Iscariot, being of the number of the twelve. و چون در میان ایوان آتش افروخته گردش نشسته بودند، پطرس در میان ایشان بنشست. bible_en_fa And he went his way, and communed with the chief priests and captains, how he might betray him unto them. آنگاه کنیزکی چون او را در روشنی آتش نشسته دید بر او چشم دوخته گفت: «این شخص هم با او می‌بود.» bible_en_fa And they were glad, and covenanted to give him money. او وی را انکار کرده گفت: «ای زن او را نمی شناسم.» bible_en_fa And he promised, and sought opportunity to betray him unto them in the absence of the multitude. بعد از زمانی دیگری او را دیده گفت: «تو از اینها هستی.» پطرس گفت: «ای مرد، من نیستم.» bible_en_fa Then came the day of unleavened bread, when the passover must be killed. و چون تخمین یک ساعت گذشت یکی دیگر با تاکیدگفت: «بلاشک این شخص از رفقای او است زیراکه جلیلی هم هست.» bible_en_fa And he sent Peter and John, saying, Go and prepare us the passover, that we may eat. پطرس گفت: «ای مردنمی دانم چه می‌گویی؟» در همان ساعت که این رامی گفت خروس بانگ زد. bible_en_fa And they said unto him, Where wilt thou that we prepare? آنگاه خداوندروگردانیده به پطرس نظر افکند پس پطرس آن کلامی را که خداوند به وی گفته بود به‌خاطرآورد که قبل از بانگ زدن خروس سه مرتبه مراانکار خواهی کرد. bible_en_fa And he said unto them, Behold, when ye are entered into the city, there shall a man meet you, bearing a pitcher of water; follow him into the house where he entereth in. پس پطرس بیرون رفته زارزار بگریست. bible_en_fa And ye shall say unto the goodman of the house, The Master saith unto thee, Where is the guestchamber, where I shall eat the passover with my disciples? و کسانی که عیسی را گرفته بودند، او راتازیانه زده استهزا نمودند. bible_en_fa And he shall shew you a large upper room furnished: there make ready. و چشم او را بسته طپانچه بر رویش زدند و از وی سوال کرده، گفتند: «نبوت کن که تو را زده است؟» bible_en_fa And they went, and found as he had said unto them: and they made ready the passover. و بسیارکفر دیگر به وی گفتند. bible_en_fa And when the hour was come, he sat down, and the twelve apostles with him. و چون روز شد اهل شورای قوم یعنی روسای کهنه و کاتبان فراهم آمده در مجلس خوداو را آورده، bible_en_fa And he said unto them, With desire I have desired to eat this passover with you before I suffer: گفتند: «اگر تو مسیح هستی به مابگو: «او به ایشان گفت: «اگر به شما گویم مراتصدیق نخواهید کرد. bible_en_fa For I say unto you, I will not any more eat thereof, until it be fulfilled in the kingdom of God. و اگر از شما سوال کنم جواب نمی دهید و مرا رها نمی کنید. bible_en_fa And he took the cup, and gave thanks, and said, Take this, and divide it among yourselves: لیکن بعداز این پسر انسان به طرف راست قوت خداخواهد نشست.» bible_en_fa For I say unto you, I will not drink of the fruit of the vine, until the kingdom of God shall come. همه گفتند: «پس تو پسر خداهستی؟» او به ایشان گفت: «شما می‌گویید که من هستم.»گفتند: «دیگر ما را چه حاجت به شهادت است، زیرا خود از زبانش شنیدیم.» bible_en_fa And he took bread, and gave thanks, and brake it, and gave unto them, saying, This is my body which is given for you: this do in remembrance of me. گفتند: «دیگر ما را چه حاجت به شهادت است، زیرا خود از زبانش شنیدیم.» bible_en_fa Likewise also the cup after supper, saying, This cup is the new testament in my blood, which is shed for you. پس تمام جماعت ایشان برخاسته، اورا نزد پیلاطس بردند. bible_en_fa But, behold, the hand of him that betrayeth me is with me on the table. و شکایت بر اوآغاز نموده، گفتند: «این شخص را یافته‌ایم که قوم را گمراه می‌کند و از جزیه دادن به قیصر منع می‌نماید و می‌گوید که خود مسیح و پادشاه است.» bible_en_fa And truly the Son of man goeth, as it was determined: but woe unto that man by whom he is betrayed! پس پیلاطس از او پرسیده، گفت: «آیا توپادشاه یهود هستی؟» او در جواب وی گفت: «تومی گویی.» bible_en_fa And they began to inquire among themselves, which of them it was that should do this thing. آنگاه پیلاطس به روسای کهنه وجمیع قوم گفت که «در این شخص هیچ عیبی نمی یابم.» bible_en_fa And there was also a strife among them, which of them should be accounted the greatest. ایشان شدت نموده گفتند که «قوم رامی شوراند و در تمام یهودیه از جلیل گرفته تا به اینجا تعلیم می‌دهد.» bible_en_fa And he said unto them, The kings of the Gentiles exercise lordship over them; and they that exercise authority upon them are called benefactors. چون پیلاطس نام جلیل را شنید پرسید که «آیا این مرد جلیلی است؟» bible_en_fa But ye shall not be so: but he that is greatest among you, let him be as the younger; and he that is chief, as he that doth serve. و چون مطلع شد که از ولایت هیرودیس است او را نزد وی فرستاد، چونکه هیرودیس در آن ایام در اورشلیم بود. bible_en_fa For whether is greater, he that sitteth at meat, or he that serveth? is not he that sitteth at meat? but I am among you as he that serveth. اما هیرودیس چون عیسی را دید، بغایت شادگردید زیرا که مدت مدیدی بود می‌خو. است اورا ببیند چونکه شهرت او را بسیار شنیده بود ومترصد می‌بود که معجزه‌ای از او بیند. bible_en_fa Ye are they which have continued with me in my temptations. پس چیزهای بسیار از وی پرسید لیکن او به وی هیچ جواب نداد. bible_en_fa And I appoint unto you a kingdom, as my Father hath appointed unto me; و روسای کهنه و کاتبان حاضرشده به شدت تمام بر وی شکایت می‌نمودند. bible_en_fa That ye may eat and drink at my table in my kingdom, and sit on thrones judging the twelve tribes of Israel. پس هیرودیس با لشکریان خود او را افتضاح نموده و استهزا کرده لباس فاخر بر او پوشانید ونزد پیلاطس او را باز فرستاد. bible_en_fa And the Lord said, Simon, Simon, behold, Satan hath desired to have you, that he may sift you as wheat: و در همان روزپیلاطس و هیرودیس با یکدیگر مصالحه کردند، زیرا قبل از آن در میانشان عداوتی بود. bible_en_fa But I have prayed for thee, that thy faith fail not: and when thou art converted, strengthen thy brethren. پس پیلاطس روسای کهنه و سرادران وقوم را خوانده، bible_en_fa And he said unto him, Lord, I am ready to go with thee, both into prison, and to death. به ایشان گفت: «این مرد را نزدمن آوردید که قوم را می‌شوراند. الحال من او رادر حضور شما امتحان کردم و از آنچه بر او ادعامی کنید اثری نیافتم. bible_en_fa And he said, I tell thee, Peter, the cock shall not crow this day, before that thou shalt thrice deny that thou knowest me. و نه هیرودیس هم زیراکه شما را نزد او فرستادم و اینک هیچ عمل مستوجب قتل از او صادر نشده است. bible_en_fa And he said unto them, When I sent you without purse, and scrip, and shoes, lacked ye any thing? And they said, Nothing. پس اورا تنبیه نموده رها خواهم کرد.» bible_en_fa Then said he unto them, But now, he that hath a purse, let him take it, and likewise his scrip: and he that hath no sword, let him sell his garment, and buy one. زیرا او را لازم بود که هر عیدی کسی را برای ایشان آزاد کند. bible_en_fa For I say unto you, that this that is written must yet be accomplished in me, And he was reckoned among the transgressors: for the things concerning me have an end. آنگاه همه فریاد کرده، گفتند: «او را هلاک کن وبرابا را برای ما رها فرما.» bible_en_fa And they said, Lord, behold, here are two swords. And he said unto them, It is enough. و او شخصی بود که به‌سبب شورش و قتلی که در شهر واقع شده بود، در زندان افکنده شده بود. bible_en_fa And he came out, and went, as he was wont, to the mount of Olives; and his disciples also followed him. باز پیلاطس نداکرده خواست که عیسی را رها کند. bible_en_fa And when he was at the place, he said unto them, Pray that ye enter not into temptation. لیکن ایشان فریاد زده گفتند: «او را مصلوب کن، مصلوب کن.» bible_en_fa And he was withdrawn from them about a stone's cast, and kneeled down, and prayed, بار سوم به ایشان گفت: «چرا؟ چه بدی کرده است؟ من در او هیچ علت قتل نیافتم. پس او را تادیب کرده رها می‌کنم.» bible_en_fa Saying, Father, if thou be willing, remove this cup from me: nevertheless not my will, but thine, be done. اماایشان به صداهای بلند مبالغه نموده خواستند که مصلوب شود و آوازهای ایشان و روسای کهنه غالب آمد. bible_en_fa And there appeared an angel unto him from heaven, strengthening him. پس پیلاطس فرمود که برحسب خواهش ایشان بشود. bible_en_fa And being in an agony he prayed more earnestly: and his sweat was as it were great drops of blood falling down to the ground. و آن کس را که به‌سبب شورش و قتل در زندان حبس بود که خواستند رها کرد و عیسی را به خواهش ایشان سپرد. bible_en_fa And when he rose up from prayer, and was come to his disciples, he found them sleeping for sorrow, و چون او را می‌بردند شمعون قیروانی را که از صحرا می‌آمد مجبور ساخته صلیب را بر اوگذاردند تا از عقب عیسی ببرد. bible_en_fa And said unto them, Why sleep ye? rise and pray, lest ye enter into temptation. و گروهی بسیاراز قوم و زنانی که سینه می‌زدند و برای او ماتم می‌گرفتند، در عقب او افتادند. bible_en_fa And while he yet spake, behold a multitude, and he that was called Judas, one of the twelve, went before them, and drew near unto Jesus to kiss him. آنگاه عیسی به سوی آن زنان روی گردانیده، گفت: «ای دختران اورشلیم برای من گریه مکنید، بلکه بجهت خود واولاد خود ماتم کنید. bible_en_fa But Jesus said unto him, Judas, betrayest thou the Son of man with a kiss? زیرا اینک ایامی می‌آیدکه در آنها خواهند گفت، خوشابحال نازادگان ورحمهایی که بار نیاوردند و پستانهایی که شیرندادند. bible_en_fa When they which were about him saw what would follow, they said unto him, Lord, shall we smite with the sword? و در آن هنگام به کوهها خواهند گفت که بر ما بیفتید و به تلها که ما را پنهان کنید. bible_en_fa And one of them smote the servant of the high priest, and cut off his right ear. زیرااگر این کارها را به چوب تر کردند به چوب خشک چه خواهد شد؟» bible_en_fa And Jesus answered and said, Suffer ye thus far. And he touched his ear, and healed him. و دو نفر دیگر را که خطاکار بودند نیزآوردند تا ایشان را با او بکشند. bible_en_fa Then Jesus said unto the chief priests, and captains of the temple, and the elders, which were come to him, Be ye come out, as against a thief, with swords and staves? و چون به موضعی که آن را کاسه سر می‌گویند رسیدند، اورا در آنجا با آن دو خطاکار، یکی بر طرف راست و دیگری بر چپ او مصلوب کردند. bible_en_fa When I was daily with you in the temple, ye stretched forth no hands against me: but this is your hour, and the power of darkness. عیسی گفت: «ای پدر اینها را بیامرز، زیراکه نمی دانند چه می‌کنند.» پس جامه های او راتقسیم کردند و قرعه افکندند. bible_en_fa Then took they him, and led him, and brought him into the high priest's house. And Peter followed afar off. و گروهی به تماشا ایستاده بودند. و بزرگان نیز تمسخرکنان با ایشان می‌گفتند: «دیگران را نجات داد. پس اگر او مسیح و برگزیده خدا می‌باشد خود رابرهاند.» bible_en_fa And when they had kindled a fire in the midst of the hall, and were set down together, Peter sat down among them. و سپاهیان نیز او را استهزا می‌کردند و آمده او را سرکه می‌دادند، bible_en_fa But a certain maid beheld him as he sat by the fire, and earnestly looked upon him, and said, This man was also with him. و می‌گفتند: «اگر توپادشاه یهود هستی خود را نجات ده.» bible_en_fa And he denied him, saying, Woman, I know him not. و بر سراو تقصیرنامه‌ای نوشتند به خط یونانی و رومی وعبرانی که «این است پادشاه یهود.» bible_en_fa And after a little while another saw him, and said, Thou art also of them. And Peter said, Man, I am not. و یکی از آن دو خطاکار مصلوب بر وی کفر گفت که «اگر تو مسیح هستی خود را و ما رابرهان.» bible_en_fa And about the space of one hour after another confidently affirmed, saying, Of a truth this fellow also was with him: for he is a Galilaean. اما آن دیگری جواب داده، او را نهیب کرد و گفت: «مگر تو از خدا نمی ترسی؟ چونکه تو نیز زیر همین حکمی. bible_en_fa And Peter said, Man, I know not what thou sayest. And immediately, while he yet spake, the cock crew. و اما ما به انصاف، چونکه جزای اعمال خود را یافته‌ایم، لیکن این شخص هیچ کار بی‌جا نکرده است.» bible_en_fa And the Lord turned, and looked upon Peter. And Peter remembered the word of the Lord, how he had said unto him, Before the cock crow, thou shalt deny me thrice. پس به عیسی گفت: «ای خداوند، مرا به یاد آور هنگامی که به ملکوت خود آیی.» bible_en_fa And Peter went out, and wept bitterly. عیسی به وی گفت: «هرآینه به تو می‌گویم امروز با من در فردوس خواهی بود.» bible_en_fa And the men that held Jesus mocked him, and smote him. و تخمین از ساعت ششم تا ساعت نهم، ظلمت تمام روی زمین را فرو گرفت. bible_en_fa And when they had blindfolded him, they struck him on the face, and asked him, saying, Prophesy, who is it that smote thee? وخورشید تاریک گشت و پرده قدس از میان بشکافت. bible_en_fa And many other things blasphemously spake they against him. و عیسی به آواز بلند صدا زده گفت: «ای پدر به‌دستهای تو روح خود را می‌سپارم.» این را بگفت و جان را تسلیم نمود. bible_en_fa And as soon as it was day, the elders of the people and the chief priests and the scribes came together, and led him into their council, saying, امایوزباشی چون این ماجرا را دید، خدا را تمجیدکرده، گفت: «در حقیقت، این مرد صالح بود.» bible_en_fa Art thou the Christ? tell us. And he said unto them, If I tell you, ye will not believe: وتمامی گروه که برای این تماشا جمع شده بودندچون این وقایع را دیدند، سینه زنان برگشتند. bible_en_fa And if I also ask you, ye will not answer me, nor let me go. و جمیع آشنایان او از دور ایستاده بودند، با زنانی که از جلیل او را متابعت کرده بودند تا این امور راببینند. bible_en_fa Hereafter shall the Son of man sit on the right hand of the power of God. و اینک یوسف نامی از اهل شورا که مردنیکو و صالح بود، bible_en_fa Then said they all, Art thou then the Son of God? And he said unto them, Ye say that I am. که در رای و عمل ایشان مشارکت نداشت و از اهل رامه بلدی از بلاد یهودبود و انتظار ملکوت خدا را می‌کشید، bible_en_fa And they said, What need we any further witness? for we ourselves have heard of his own mouth. نزدیک پیلاطس آمده جسد عیسی را طلب نمود. bible_en_fa And the whole multitude of them arose, and led him unto Pilate. پس آن را پایین آورده در کتان پیچید و در قبری که ازسنگ تراشیده بود و هیچ‌کس ابد در آن دفن نشده بود سپرد. bible_en_fa And they began to accuse him, saying, We found this fellow perverting the nation, and forbidding to give tribute to Caesar, saying that he himself is Christ a King. و آن روز تهیه بود و سبت نزدیک می‌شد. bible_en_fa And Pilate asked him, saying, Art thou the King of the Jews? And he answered him and said, Thou sayest it. و زنانی که در عقب او از جلیل آمده بودند از پی او رفتند و قبر و چگونگی گذاشته شدن بدن او را دیدند.پس برگشته، حنوط و عطریات مهیا ساختند و روز سبت را به حسب حکم آرام گرفتند. bible_en_fa Then said Pilate to the chief priests and to the people, I find no fault in this man. پس برگشته، حنوط و عطریات مهیا ساختند و روز سبت را به حسب حکم آرام گرفتند. bible_en_fa And they were the more fierce, saying, He stirreth up the people, teaching throughout all Jewry, beginning from Galilee to this place. پس در روز اول هفته هنگام سپیده صبح، حنوطی را که درست کرده بودندبا خود برداشته به‌سر قبر‌آمدند و بعضی دیگران همراه ایشان. bible_en_fa When Pilate heard of Galilee, he asked whether the man were a Galilaean. و سنگ را از سر قبر غلطانیده دیدند. bible_en_fa And as soon as he knew that he belonged unto Herod's jurisdiction, he sent him to Herod, who himself also was at Jerusalem at that time. چون داخل شدند، جسد خداوند عیسی را نیافتند bible_en_fa And when Herod saw Jesus, he was exceeding glad: for he was desirous to see him of a long season, because he had heard many things of him; and he hoped to have seen some miracle done by him. و واقع شد هنگامی که ایشان از این امر متحیر بودند که ناگاه دو مرد در لباس درخشنده نزد ایشان بایستادند. bible_en_fa Then he questioned with him in many words; but he answered him nothing. و چون ترسان شده سرهای خود را به سوی زمین افکنده بودند، به ایشان گفتند: «چرا زنده را از میان مردگان می‌طلبید؟ bible_en_fa And the chief priests and scribes stood and vehemently accused him. در اینجا نیست، بلکه برخاسته است. به یاد آورید که چگونه وقتی که در جلیل بود شمارا خبر داده، bible_en_fa And Herod with his men of war set him at nought, and mocked him, and arrayed him in a gorgeous robe, and sent him again to Pilate. گفت ضروری است که پسر انسان به‌دست مردم گناهکار تسلیم شده مصلوب گرددو روز سوم برخیزد.» bible_en_fa And the same day Pilate and Herod were made friends together: for before they were at enmity between themselves. پس سخنان او را به‌خاطرآوردند. bible_en_fa And Pilate, when he had called together the chief priests and the rulers and the people, و از سر قبر برگشته، آن یازده و دیگران را ازهمه این امور مطلع ساختند. bible_en_fa Said unto them, Ye have brought this man unto me, as one that perverteth the people: and, behold, I, having examined him before you, have found no fault in this man touching those things whereof ye accuse him: و مریم مجدلیه ویونا و مریم مادر یعقوب و دیگر رفقای ایشان بودند که رسولان را از این چیزها مطلع ساختند. bible_en_fa No, nor yet Herod: for I sent you to him; and, lo, nothing worthy of death is done unto him. لیکن سخنان زنان را هذیان پنداشته باورنکردند. bible_en_fa I will therefore chastise him, and release him. اما پطرس برخاسته، دوان دوان به سوی قبر رفت و خم شده کفن را تنها گذاشته دیدو از این ماجرا در عجب شده به خانه خود رفت. bible_en_fa (For of necessity he must release one unto them at the feast.) و اینک در همان روز دو نفر از ایشان می‌رفتند به سوی قریه‌ای که از اورشلیم به مسافت، شصت تیر پرتاب دور بود و عمواس نام داشت. bible_en_fa And they cried out all at once, saying, Away with this man, and release unto us Barabbas: و با یک دیگر از تمام این وقایع گفتگومی کردند. bible_en_fa (Who for a certain sedition made in the city, and for murder, was cast into prison.) و چون ایشان در مکالمه و مباحثه می‌بودند، ناگاه خود عیسی نزدیک شده، با ایشان همراه شد. bible_en_fa Pilate therefore, willing to release Jesus, spake again to them. ولی چشمان ایشان بسته شد تا اورا نشناسند. bible_en_fa But they cried, saying, Crucify him, crucify him. او به ایشان گفت: «چه حرفها است که با یکدیگر می‌زنید و راه را به کدورت می‌پیمایید؟» bible_en_fa And he said unto them the third time, Why, what evil hath he done? I have found no cause of death in him: I will therefore chastise him, and let him go. یکی که کلیوپاس نام داشت درجواب وی گفت: «مگر تو در اورشلیم غریب وتنها هستی و از آنچه در این ایام در اینجا واقع شدواقف نیستی؟» bible_en_fa And they were instant with loud voices, requiring that he might be crucified. And the voices of them and of the chief priests prevailed. به ایشان گفت: «چه چیزاست؟» گفتندش: «درباره عیسی ناصری که مردی بود نبی و قادر در فعل و قول در حضورخدا و تمام قوم، bible_en_fa And Pilate gave sentence that it should be as they required. و چگونه روسای کهنه وحکام ما او را به فتوای قتل سپردند و او رامصلوب ساختند. bible_en_fa And he released unto them him that for sedition and murder was cast into prison, whom they had desired; but he delivered Jesus to their will. اما ما امیدوار بودیم که همین است آنکه می‌باید اسرائیل را نجات دهد وعلاوه بر این همه، امروز از وقوع این امور روزسوم است، bible_en_fa And as they led him away, they laid hold upon one Simon, a Cyrenian, coming out of the country, and on him they laid the cross, that he might bear it after Jesus. و بعضی از زنان ما هم ما را به حیرت انداختند که بامدادان نزد قبر رفتند، bible_en_fa And there followed him a great company of people, and of women, which also bewailed and lamented him. وجسد او را نیافته آمدند و گفتند که فرشتگان را دررویا دیدیم که گفتند او زنده شده است. bible_en_fa But Jesus turning unto them said, Daughters of Jerusalem, weep not for me, but weep for yourselves, and for your children. وجمعی از رفقای ما به‌سر قبر رفته، آن چنانکه زنان گفته بودند یافتند لیکن او را ندیدند.» bible_en_fa For, behold, the days are coming, in the which they shall say, Blessed are the barren, and the wombs that never bare, and the paps which never gave suck. او به ایشان گفت: «ای بی‌فهمان وسست دلان از ایمان آوردن به انچه انبیا گفته‌اند. bible_en_fa Then shall they begin to say to the mountains, Fall on us; and to the hills, Cover us. آیا نمی بایست که مسیح این زحمات را بیند تابه جلال خود برسد؟» bible_en_fa For if they do these things in a green tree, what shall be done in the dry? پس از موسی و سایرانبیا شروع کرده، اخبار خود را در تمام کتب برای ایشان شرح فرمود. bible_en_fa And there were also two other, malefactors, led with him to be put to death. و چون به آن دهی که عازم آن بودندرسیدند، او قصد نمود که دورتر رود. bible_en_fa And when they were come to the place, which is called Calvary, there they crucified him, and the malefactors, one on the right hand, and the other on the left. و ایشان الحاح کرده، گفتند که «با ما باش. چونکه شب نزدیک است و روز به آخر رسیده.» پس داخل گشته با ایشان توقف نمود. bible_en_fa Then said Jesus, Father, forgive them; for they know not what they do. And they parted his raiment, and cast lots. و چون با ایشان نشسته بود نان را گرفته برکت داد و پاره کرده به ایشان داد. bible_en_fa And the people stood beholding. And the rulers also with them derided him, saying, He saved others; let him save himself, if he be Christ, the chosen of God. که ناگاه چشمانشان باز شده، او راشناختند و در ساعت از ایشان غایب شد. bible_en_fa And the soldiers also mocked him, coming to him, and offering him vinegar, پس با یکدیگر گفتند: «آیا دل در درون مانمی سوخت، وقتی که در راه با ما تکلم می‌نمود وکتب را بجهت ما تفسیر می‌کرد؟» bible_en_fa And saying, If thou be the king of the Jews, save thyself. و در آن ساعت برخاسته به اورشلیم مراجعت کردند و آن یازده را یافتند که با رفقای خود جمع شده bible_en_fa And a superscription also was written over him in letters of Greek, and Latin, and Hebrew, THIS IS THE KING OF THE JEWS. می گفتند: «خداوند در حقیقت برخاسته و به شمعون ظاهر شده است.» bible_en_fa And one of the malefactors which were hanged railed on him, saying, If thou be Christ, save thyself and us. و آن دو نفر نیز ازسرگذشت راه و کیفیت شناختن او هنگام پاره کردن نان خبر دادند. bible_en_fa But the other answering rebuked him, saying, Dost not thou fear God, seeing thou art in the same condemnation? و ایشان در این گفتگو می‌بودند که ناگاه عیسی خود در میان ایشان ایستاده، به ایشان گفت: «سلام بر شما باد.» bible_en_fa And we indeed justly; for we receive the due reward of our deeds: but this man hath done nothing amiss. اما ایشان لرزان وترسان شده گمان بردند که روحی می‌بینند. bible_en_fa And he said unto Jesus, Lord, remember me when thou comest into thy kingdom. به ایشان گفت: «چرا مضطرب شدید و برای چه دردلهای شما شبهات روی می‌دهد؟ bible_en_fa And Jesus said unto him, Verily I say unto thee, To day shalt thou be with me in paradise. دستها وپایهایم را ملاحظه کنید که من خود هستم و دست بر من گذارده ببینید، زیرا که روح گوشت واستخوان ندارد، چنانکه می‌نگرید که در من است.» bible_en_fa And it was about the sixth hour, and there was a darkness over all the earth until the ninth hour. این را گفت و دستها و پایهای خود رابدیشان نشان داد. bible_en_fa And the sun was darkened, and the veil of the temple was rent in the midst. و چون ایشان هنوز ازخوشی تصدیق نکرده، در عجب مانده بودند، به ایشان گفت: «چیز خوراکی در اینجا دارید؟» bible_en_fa And when Jesus had cried with a loud voice, he said, Father, into thy hands I commend my spirit: and having said thus, he gave up the ghost. پس قدری از ماهی بریان و از شانه عسل به وی دادند. bible_en_fa Now when the centurion saw what was done, he glorified God, saying, Certainly this was a righteous man. پس آن را گرفته پیش ایشان بخورد. bible_en_fa And all the people that came together to that sight, beholding the things which were done, smote their breasts, and returned. و به ایشان گفت: «همین است سخنانی که وقتی با شما بودم گفتم ضروری است که آنچه درتورات موسی و صحف انبیا و زبور درباره من مکتوب است به انجام رسد.» bible_en_fa And all his acquaintance, and the women that followed him from Galilee, stood afar off, beholding these things. و در آن وقت ذهن ایشان را روشن کرد تا کتب را بفهمند. bible_en_fa And, behold, there was a man named Joseph, a counseller; and he was a good man, and a just: و به ایشان گفت: «بر همین منوال مکتوب است وبدینطور سزاوار بود که مسیح زحمت کشد و روزسوم از مردگان برخیزد. bible_en_fa (The same had not consented to the counsel and deed of them;) he was of Arimathaea, a city of the Jews: who also himself waited for the kingdom of God. و از اورشلیم شروع کرده، موعظه به توبه و آمرزش گناهان در همه امت‌ها به نام او کرده شود. bible_en_fa This man went unto Pilate, and begged the body of Jesus. و شما شاهد بر این امور هستید. bible_en_fa And he took it down, and wrapped it in linen, and laid it in a sepulchre that was hewn in stone, wherein never man before was laid. و اینک، من موعود پدر خود را برشما می‌فرستم. پس شما در شهر اورشلیم بمانیدتا وقتی که به قوت از اعلی آراسته شوید.» bible_en_fa And that day was the preparation, and the sabbath drew on. پس ایشان را بیرون از شهر تا بیت عنیا بردو دستهای خود را بلند کرده، ایشان را برکت داد. bible_en_fa And the women also, which came with him from Galilee, followed after, and beheld the sepulchre, and how his body was laid. و چنین شد که در حین برکت دادن ایشان، ازایشان جدا گشته، به سوی آسمان بالا برده شد.پس او را پرستش کرده، با خوشی عظیم به سوی اورشلیم برگشتند. bible_en_fa And they returned, and prepared spices and ointments; and rested the sabbath day according to the commandment. پس او را پرستش کرده، با خوشی عظیم به سوی اورشلیم برگشتند. bible_en_fa Now upon the first day of the week, very early in the morning, they came unto the sepulchre, bringing the spices which they had prepared, and certain others with them. در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود وکلمه خدا بود. bible_en_fa And they found the stone rolled away from the sepulchre. همان در ابتدا نزد خدا بود. bible_en_fa And they entered in, and found not the body of the Lord Jesus. همه‌چیز به واسطه او آفریده شد و به غیر از اوچیزی از موجودات وجود نیافت. bible_en_fa And it came to pass, as they were much perplexed thereabout, behold, two men stood by them in shining garments: در او حیات بود و حیات نور انسان بود. bible_en_fa And as they were afraid, and bowed down their faces to the earth, they said unto them, Why seek ye the living among the dead? و نور در تاریکی می‌درخشد و تاریکی آن را درنیافت. bible_en_fa He is not here, but is risen: remember how he spake unto you when he was yet in Galilee, شخصی از جانب خدا فرستاده شد که اسمش یحیی بود؛ bible_en_fa Saying, The Son of man must be delivered into the hands of sinful men, and be crucified, and the third day rise again. او برای شهادت آمد تا بر نورشهادت دهد تا همه به وسیله او ایمان آورند. bible_en_fa And they remembered his words, اوآن نور نبود بلکه آمد تا بر نور شهادت دهد. bible_en_fa And returned from the sepulchre, and told all these things unto the eleven, and to all the rest. آن نور حقیقی بود که هر انسان را منور می‌گرداند ودر جهان آمدنی بود. bible_en_fa It was Mary Magdalene, and Joanna, and Mary the mother of James, and other women that were with them, which told these things unto the apostles. او در جهان بود و جهان به واسطه او آفریده شد و جهان او را نشناخت. bible_en_fa And their words seemed to them as idle tales, and they believed them not. به نزد خاصان خود آمد و خاصانش او را نپذیرفتند؛ bible_en_fa Then arose Peter, and ran unto the sepulchre; and stooping down, he beheld the linen clothes laid by themselves, and departed, wondering in himself at that which was come to pass. و اما به آن کسانی که او را قبول کردند قدرت داد تا فرزندان خدا گردند، یعنی به هر‌که به اسم اوایمان آورد، bible_en_fa And, behold, two of them went that same day to a village called Emmaus, which was from Jerusalem about threescore furlongs. که نه از خون و نه از خواهش جسد و نه از خواهش مردم، بلکه از خدا تولدیافتند. bible_en_fa And they talked together of all these things which had happened. و کلمه جسم گردید و میان ما ساکن شد، پراز فیض و راستی و جلال او را دیدیم، جلالی شایسته پسر یگانه پدر. bible_en_fa And it came to pass, that, while they communed together and reasoned, Jesus himself drew near, and went with them. و یحیی بر او شهادت داد و ندا کرده، می‌گفت: «این است آنکه درباره اوگفتم آنکه بعد از من می‌آید، پیش از من شده است زیرا که بر من مقدم بود.» bible_en_fa But their eyes were holden that they should not know him. و از پری او جمیع ما بهره یافتیم و فیض به عوض فیض، bible_en_fa And he said unto them, What manner of communications are these that ye have one to another, as ye walk, and are sad? زیراشریعت به وسیله موسی عطا شد، اما فیض وراستی به وسیله عیسی مسیح رسید. bible_en_fa And the one of them, whose name was Cleopas, answering said unto him, Art thou only a stranger in Jerusalem, and hast not known the things which are come to pass therein these days? خدا راهرگز کسی ندیده است؛ پسر یگانه‌ای که درآغوش پدر است، همان او را ظاهر کرد. bible_en_fa And he said unto them, What things? And they said unto him, Concerning Jesus of Nazareth, which was a prophet mighty in deed and word before God and all the people: و این است شهادت یحیی در وقتی که یهودیان از اورشلیم کاهنان و لاویان را فرستادندتا از او سوال کنند که تو کیستی، bible_en_fa And how the chief priests and our rulers delivered him to be condemned to death, and have crucified him. که معترف شدو انکار ننمود، بلکه اقرار کرد که من مسیح نیستم. bible_en_fa But we trusted that it had been he which should have redeemed Israel: and beside all this, to day is the third day since these things were done. آنگاه از او سوال کردند: «پس چه؟ آیا توالیاس هستی؟ گفت: «نیستم.» bible_en_fa Yea, and certain women also of our company made us astonished, which were early at the sepulchre; آنگاه بدو گفتند: «پس کیستی تا به آن کسانی که ما را فرستادند جواب بریم؟ درباره خود چه می‌گویی؟» bible_en_fa And when they found not his body, they came, saying, that they had also seen a vision of angels, which said that he was alive. گفت: «من صدای ندا کننده‌ای دربیابانم که راه خداوند را راست کنید، چنانکه اشعیانبی گفت.» bible_en_fa And certain of them which were with us went to the sepulchre, and found it even so as the women had said: but him they saw not. و فرستادگان از فریسیان بودند. bible_en_fa Then he said unto them, O fools, and slow of heart to believe all that the prophets have spoken: پس از اوسوال کرده، گفتند: «اگر تو مسیح و الیاس و آن نبی نیستی، پس برای چه تعمید می‌دهی؟» bible_en_fa Ought not Christ to have suffered these things, and to enter into his glory? یحیی در جواب ایشان گفت: «من به آب تعمیدمی دهم و در میان شما کسی ایستاده است که شمااو را نمی شناسید. bible_en_fa And beginning at Moses and all the prophets, he expounded unto them in all the scriptures the things concerning himself. و او آن است که بعد از من می آید، اما پیش از من شده است، که من لایق آن نیستم که بند نعلینش را باز کنم.» bible_en_fa And they drew nigh unto the village, whither they went: and he made as though he would have gone further. و این دربیت عبره که آن طرف اردن است، در جایی که یحیی تعمید می‌داد واقع گشت. bible_en_fa But they constrained him, saying, Abide with us: for it is toward evening, and the day is far spent. And he went in to tarry with them. و در فردای آن روز یحیی عیسی را دید که به‌جانب او می‌آید. پس گفت: «اینک بره خدا که گناه جهان را برمی دارد! bible_en_fa And it came to pass, as he sat at meat with them, he took bread, and blessed it, and brake, and gave to them. این است آنکه من درباره او گفتم که مردی بعد از من می‌آید که پیش از من شده است زیرا که بر من مقدم بود. bible_en_fa And their eyes were opened, and they knew him; and he vanished out of their sight. و من اورا نشناختم، لیکن تا او به اسرائیل ظاهر گردد، برای همین من آمده به آب تعمید می‌دادم.» bible_en_fa And they said one to another, Did not our heart burn within us, while he talked with us by the way, and while he opened to us the scriptures? پس یحیی شهادت داده، گفت: «روح را دیدم که مثل کبوتری از آسمان نازل شده، بر او قرارگرفت. bible_en_fa And they rose up the same hour, and returned to Jerusalem, and found the eleven gathered together, and them that were with them, و من او را نشناختم، لیکن او که مرافرستاد تا به آب تعمید دهم، همان به من گفت برهر کس بینی که روح نازل شده، بر او قرار گرفت، همان است او که به روح‌القدس تعمید می‌دهد. bible_en_fa Saying, The Lord is risen indeed, and hath appeared to Simon. و من دیده شهادت می‌دهم که این است پسرخدا.» bible_en_fa And they told what things were done in the way, and how he was known of them in breaking of bread. و در روز بعد نیز یحیی با دو نفر از شاگردان خود ایستاده بود. bible_en_fa And as they thus spake, Jesus himself stood in the midst of them, and saith unto them, Peace be unto you. ناگاه عیسی را دید که راه می‌رود؛ و گفت: «اینک بره خدا.» bible_en_fa But they were terrified and affrighted, and supposed that they had seen a spirit. و چون آن دو شاگرد کلام او را شنیدند، از پی عیسی روانه شدند. bible_en_fa And he said unto them, Why are ye troubled? and why do thoughts arise in your hearts? پس عیسی روی گردانیده، آن دو نفر رادید که از عقب می‌آیند. بدیشان گفت: bible_en_fa Behold my hands and my feet, that it is I myself: handle me, and see; for a spirit hath not flesh and bones, as ye see me have. «چه می‌خواهید؟» بدو گفتند: «ربی (یعنی‌ای معلم )در کجا منزل می‌نمایی؟» bible_en_fa And when he had thus spoken, he shewed them his hands and his feet. بدیشان گفت: «بیایید و ببینید.» آنگاه آمده، دیدند که کجا منزل دارد، و آن روز را نزد او بماندند و قریب به ساعت دهم بود. bible_en_fa And while they yet believed not for joy, and wondered, he said unto them, Have ye here any meat? و یکی از آن دو که سخن یحیی را شنیده، پیروی او نمودند، اندریاس برادر شمعون پطرس بود. bible_en_fa And they gave him a piece of a broiled fish, and of an honeycomb. او اول برادر خود شمعون را یافته، به اوگفت: «مسیح را (که ترجمه آن کرستس است )یافتیم.» و چون او را نزد عیسی آورد، عیسی بدونگریسته، گفت: «تو شمعون پسر یونا هستی؛ واکنون کیفا خوانده خواهی شد (که ترجمه آن پطرس است ).» bible_en_fa And he took it, and did eat before them. بامدادان چون عیسی خواست به سوی جلیل روانه شود، فیلپس را یافته، بدو گفت: «ازعقب من بیا.» bible_en_fa And he said unto them, These are the words which I spake unto you, while I was yet with you, that all things must be fulfilled, which were written in the law of Moses, and in the prophets, and in the psalms, concerning me. و فیلپس از بیت صیدا از شهراندریاس وپطرس بود. bible_en_fa Then opened he their understanding, that they might understand the scriptures, فیلیپس نتنائیل را یافته، بدو گفت: «آن کسی را که موسی در تورات و انبیامذکور داشته‌اند، یافته‌ایم که عیسی پسر یوسف ناصری است.» bible_en_fa And said unto them, Thus it is written, and thus it behoved Christ to suffer, and to rise from the dead the third day: نتنائیل بدو گفت: «مگرمی شود که از ناصره چیزی خوب پیدا شود؟» فیلپس بدو گفت: «بیا و ببین.» bible_en_fa And that repentance and remission of sins should be preached in his name among all nations, beginning at Jerusalem. و عیسی چون دید که نتنائیل به سوی او می‌آید، درباره اوگفت: «اینک اسرائیلی حقیقی که در او مکری نیست.» bible_en_fa And ye are witnesses of these things. نتنائیل بدو گفت: «مرا از کجامی شناسی؟» عیسی در جواب وی گفت: «قبل ازآنکه فیلپس تو را دعوت کند، در حینی که زیردرخت انجیر بودی تو را دیدم.» bible_en_fa And, behold, I send the promise of my Father upon you: but tarry ye in the city of Jerusalem, until ye be endued with power from on high. نتنائیل درجواب او گفت: «ای استاد تو پسر خدایی! توپادشاه اسرائیل هستی!» bible_en_fa And he led them out as far as to Bethany, and he lifted up his hands, and blessed them. عیسی در جواب اوگفت: «آیا از اینکه به تو گفتم که تو را زیر درخت انجیر دیدم، ایمان آوردی؟ بعد از این چیزهای بزرگتر از این خواهی دید.»پس بدو گفت: «آمین آمین به شما می‌گویم که از کنون آسمان را گشاده، و فرشتگان خدا را که بر پسر انسان صعودو نزول می‌کنند خواهید دید.» bible_en_fa And it came to pass, while he blessed them, he was parted from them, and carried up into heaven. پس بدو گفت: «آمین آمین به شما می‌گویم که از کنون آسمان را گشاده، و فرشتگان خدا را که بر پسر انسان صعودو نزول می‌کنند خواهید دید.» bible_en_fa And they worshipped him, and returned to Jerusalem with great joy: و در روز سوم، در قانای جلیل عروسی بودو مادر عیسی در آنجا بود. bible_en_fa And were continually in the temple, praising and blessing God. Amen. و عیسی وشاگردانش را نیز به عروسی دعوت کردند. bible_en_fa In the beginning was the Word, and the Word was with God, and the Word was God. وچون شراب تمام شد، مادر عیسی بدو گفت: «شراب ندارند.» bible_en_fa The same was in the beginning with God. عیسی به وی گفت: «ای زن مرابا تو چه‌کار است؟ ساعت من هنوز نرسیده است.» bible_en_fa All things were made by him; and without him was not any thing made that was made. مادرش به نوکران گفت: «هر‌چه به شماگوید بکنید.» bible_en_fa In him was life; and the life was the light of men. و در آنجا شش قدح سنگی برحسب تطهیریهود نهاده بودند که هر یک گنجایش دو یا سه کیل داشت. bible_en_fa And the light shineth in darkness; and the darkness comprehended it not. عیسی بدیشان گفت: «قدحها را ازآب پر کنید.» و آنها را لبریز کردند. bible_en_fa There was a man sent from God, whose name was John. پس بدیشان گفت: «الان بردارید و به نزد رئیس مجلس ببرید.» پس بردند؛ bible_en_fa The same came for a witness, to bear witness of the Light, that all men through him might believe. و چون رئیس مجلس آن آب را که شراب گردیده بود، بچشید و ندانست که از کجااست، لیکن نوکرانی که آب را کشیده بودند، می‌دانستند، رئیس مجلس داماد را مخاطب ساخته، بدو گفت: bible_en_fa He was not that Light, but was sent to bear witness of that Light. «هرکسی شراب خوب رااول می‌آورد و چون مست شدند، بدتر از آن. لیکن تو شراب خوب را تا حال نگاه داشتی؟» bible_en_fa That was the true Light, which lighteth every man that cometh into the world. و این ابتدای معجزاتی است که از عیسی درقانای جلیل صادر گشت و جلال خود را ظاهرکرد و شاگردانش به او ایمان آوردند. bible_en_fa He was in the world, and the world was made by him, and the world knew him not. و بعد ازآن او با مادر و برادران و شاگردان خود به کفرناحوم آمد و در آنجا ایامی کم ماندند. bible_en_fa He came unto his own, and his own received him not. و چون عید فصح نزدیک بود، عیسی به اورشلیم رفت، bible_en_fa But as many as received him, to them gave he power to become the sons of God, even to them that believe on his name: و در هیکل، فروشندگان گاو وگوسفند و کبوتر و صرافان را نشسته یافت. bible_en_fa Which were born, not of blood, nor of the will of the flesh, nor of the will of man, but of God. پس تازیانه‌ای از ریسمان ساخته، همه را از هیکل بیرون نمود، هم گوسفندان و گاوان را، و نقودصرافان را ریخت و تختهای ایشان را واژگون ساخت، bible_en_fa And the Word was made flesh, and dwelt among us, (and we beheld his glory, the glory as of the only begotten of the Father,) full of grace and truth. و به کبوترفروشان گفت: «اینها را ازاینجا بیرون برید و خانه پدر مرا خانه تجارت مسازید.» bible_en_fa John bare witness of him, and cried, saying, This was he of whom I spake, He that cometh after me is preferred before me: for he was before me. آنگاه شاگردان او را یاد آمد که مکتوب است: «غیرت خانه تو مرا خورده است.» bible_en_fa And of his fulness have all we received, and grace for grace. پس یهودیان روی به او آورده، گفتند: «به ما چه علامت می‌نمایی که این کارها را می‌کنی؟» bible_en_fa For the law was given by Moses, but grace and truth came by Jesus Christ. عیسی در جواب ایشان گفت: «این قدس راخراب کنید که در سه روز آن را برپا خواهم نمود.» bible_en_fa No man hath seen God at any time; the only begotten Son, which is in the bosom of the Father, he hath declared him. آنگاه یهودیان گفتند: «در عرصه چهل و شش سال این قدس را بنا نموده‌اند؛ آیا تو درسه روز آن را برپا می‌کنی؟» bible_en_fa And this is the record of John, when the Jews sent priests and Levites from Jerusalem to ask him, Who art thou? لیکن او درباره قدس جسد خود سخن می‌گفت. bible_en_fa And he confessed, and denied not; but confessed, I am not the Christ. پس وقتی که از مردگان برخاست شاگردانش را به‌خاطر آمد که این را بدیشان گفته بود. آنگاه به کتاب و به کلامی که عیسی گفته بود، ایمان آوردند. bible_en_fa And they asked him, What then? Art thou Elias? And he saith, I am not. Art thou that prophet? And he answered, No. و هنگامی که در عید فصح در اورشلیم بودبسیاری چون معجزاتی را که از او صادر می‌گشت دیدند، به اسم او ایمان آوردند. bible_en_fa Then said they unto him, Who art thou? that we may give an answer to them that sent us. What sayest thou of thyself? لیکن عیسی خویشتن را بدیشان موتمن نساخت، زیرا که اوهمه را می‌شناخت.و از آنجا که احتیاج نداشت که کسی درباره انسان شهادت دهد، زیراخود آنچه در انسان بود می‌دانست. bible_en_fa He said, I am the voice of one crying in the wilderness, Make straight the way of the Lord, as said the prophet Esaias. و از آنجا که احتیاج نداشت که کسی درباره انسان شهادت دهد، زیراخود آنچه در انسان بود می‌دانست. bible_en_fa And they which were sent were of the Pharisees. و شخصی از فریسیان نیقودیموس نام ازروسای یهود بود. bible_en_fa And they asked him, and said unto him, Why baptizest thou then, if thou be not that Christ, nor Elias, neither that prophet? او در شب نزد عیسی آمده، به وی گفت: «ای استاد می‌دانیم که تو معلم هستی که از جانب خدا آمده‌ای زیرا هیچ‌کس نمی تواند معجزاتی را که تو می‌نمایی بنماید، جزاینکه خدا با وی باشد.» bible_en_fa John answered them, saying, I baptize with water: but there standeth one among you, whom ye know not; عیسی در جواب اوگفت: «آمین آمین به تو می‌گویم اگر کسی از سر نومولود نشود، ملکوت خدا را نمی تواند دید.» bible_en_fa He it is, who coming after me is preferred before me, whose shoe's latchet I am not worthy to unloose. نیقودیموس بدو گفت: «چگونه ممکن است که انسانی که پیر شده باشد، مولود گردد؟ آیا می‌شودکه بار دیگر داخل شکم مادر گشته، مولود شود؟» bible_en_fa These things were done in Bethabara beyond Jordan, where John was baptizing. عیسی در جواب گفت: «آمین، آمین به تومی گویم اگر کسی از آب و روح مولود نگردد، ممکن نیست که داخل ملکوت خدا شود. bible_en_fa The next day John seeth Jesus coming unto him, and saith, Behold the Lamb of God, which taketh away the sin of the world. آنچه از جسم مولود شد، جسم است و آنچه از روح مولود گشت روح است. bible_en_fa This is he of whom I said, After me cometh a man which is preferred before me: for he was before me. عجب مدار که به توگفتم باید شما از سر نو مولود گردید. bible_en_fa And I knew him not: but that he should be made manifest to Israel, therefore am I come baptizing with water. باد هرجاکه می‌خواهد می‌وزد و صدای آن را می‌شنوی لیکن نمی دانی از کجا می‌آید و به کجا می‌رود. همچنین است هر‌که از روح مولود گردد.» bible_en_fa And John bare record, saying, I saw the Spirit descending from heaven like a dove, and it abode upon him. نیقودیموس در جواب وی گفت: «چگونه ممکن است که چنین شود؟» bible_en_fa And I knew him not: but he that sent me to baptize with water, the same said unto me, Upon whom thou shalt see the Spirit descending, and remaining on him, the same is he which baptizeth with the Holy Ghost. عیسی در جواب وی گفت: «آیا تو معلم اسرائیل هستی و این رانمی دانی؟ bible_en_fa And I saw, and bare record that this is the Son of God. آمین، آمین به تو می‌گویم آنچه می‌دانیم، می‌گوییم و به آنچه دیده‌ایم، شهادت می‌دهیم و شهادت ما را قبول نمی کنید. bible_en_fa Again the next day after John stood, and two of his disciples; چون شما را از امور زمینی سخن گفتم، باور نکردید. پس هرگاه به امور آسمانی با شما سخن رانم چگونه تصدیق خواهید نمود؟ bible_en_fa And looking upon Jesus as he walked, he saith, Behold the Lamb of God! و کسی به آسمان بالا نرفت مگر آن کس که از آسمان پایین آمد یعنی پسر انسان که در آسمان است. bible_en_fa And the two disciples heard him speak, and they followed Jesus. وهمچنان‌که موسی مار را در بیابان بلند نمود، همچنین پسر انسان نیز باید بلند کرده شود، bible_en_fa Then Jesus turned, and saw them following, and saith unto them, What seek ye? They said unto him, Rabbi, (which is to say, being interpreted, Master,) where dwellest thou? تاهر‌که به او ایمان آرد هلاک نگردد، بلکه حیات جاودانی یابد. bible_en_fa He saith unto them, Come and see. They came and saw where he dwelt, and abode with him that day: for it was about the tenth hour. زیرا خدا جهان را اینقدر محبت نمود که پسر یگانه خود را داد تا هر‌که بر او ایمان آورد هلاک نگردد بلکه حیات جاودانی یابد. bible_en_fa One of the two which heard John speak, and followed him, was Andrew, Simon Peter's brother. زیرا خدا پسر خود را در جهان نفرستاد تا برجهان داوری کند، بلکه تا به وسیله او جهان نجات یابد. bible_en_fa He first findeth his own brother Simon, and saith unto him, We have found the Messias, which is, being interpreted, the Christ. آنکه به او ایمان آرد، بر او حکم نشود؛ اما هر‌که ایمان نیاورد الان بر او حکم شده است، بجهت آنکه به اسم پسر یگانه خدا ایمان نیاورده. bible_en_fa And he brought him to Jesus. And when Jesus beheld him, he said, Thou art Simon the son of Jona: thou shalt be called Cephas, which is by interpretation, A stone. و حکم این است که نور در جهان آمدو مردم ظلمت را بیشتر از نور دوست داشتند، ازآنجا که اعمال ایشان بد است. bible_en_fa The day following Jesus would go forth into Galilee, and findeth Philip, and saith unto him, Follow me. زیرا هر‌که عمل بد می‌کند، روشنی را دشمن دارد و پیش روشنی نمی آید، مبادا اعمال او توبیخ شود. bible_en_fa Now Philip was of Bethsaida, the city of Andrew and Peter. و لیکن کسی‌که به راستی عمل می‌کند پیش روشنی می‌آید تا آنکه اعمال او هویدا گردد که در خداکرده شده است.» bible_en_fa Philip findeth Nathanael, and saith unto him, We have found him, of whom Moses in the law, and the prophets, did write, Jesus of Nazareth, the son of Joseph. و بعد از آن عیسی با شاگردان خود به زمین یهودیه آمد و با ایشان در آنجا به‌سر برده، تعمیدمی داد. bible_en_fa And Nathanael said unto him, Can there any good thing come out of Nazareth? Philip saith unto him, Come and see. و یحیی نیز در عینون، نزدیک سالیم تعمید می‌داد زیرا که در آنجا آب بسیار بود ومردم می‌آمدند و تعمید می‌گرفتند، bible_en_fa Jesus saw Nathanael coming to him, and saith of him, Behold an Israelite indeed, in whom is no guile! چونکه یحیی هنوز در زندان حبس نشده بود. bible_en_fa Nathanael saith unto him, Whence knowest thou me? Jesus answered and said unto him, Before that Philip called thee, when thou wast under the fig tree, I saw thee. آنگاه در خصوص تطهیر، در میان شاگردان یحیی ویهودیان مباحثه شد. bible_en_fa Nathanael answered and saith unto him, Rabbi, thou art the Son of God; thou art the King of Israel. پس به نزد یحیی آمده، به او گفتند: «ای استاد، آن شخصی که با تو درآنطرف اردن بود و تو برای او شهادت دادی، اکنون او تعمید می‌دهد و همه نزد اومی آیند.» bible_en_fa Jesus answered and said unto him, Because I said unto thee, I saw thee under the fig tree, believest thou? thou shalt see greater things than these. یحیی در جواب گفت: «هیچ‌کس چیزی نمی تواند یافت، مگر آنکه از آسمان بدو داده شود. bible_en_fa And he saith unto him, Verily, verily, I say unto you, Hereafter ye shall see heaven open, and the angels of God ascending and descending upon the Son of man. شما خود بر من شاهد هستید که گفتم من مسیح نیستم بلکه پیش روی او فرستاده شدم. bible_en_fa And the third day there was a marriage in Cana of Galilee; and the mother of Jesus was there: کسی‌که عروس دارد داماد است، اما دوست داماد که ایستاده آواز او را می‌شنود، از آواز دامادبسیار خشنود می‌گردد. پس این خوشی من کامل گردید. bible_en_fa And both Jesus was called, and his disciples, to the marriage. می‌باید که او افزوده شود و من ناقص گردم. bible_en_fa And when they wanted wine, the mother of Jesus saith unto him, They have no wine. او که از بالا می‌آید، بالای همه است وآنکه از زمین است زمینی است و از زمین تکلم می‌کند؛ اما او که از آسمان می‌آید، بالای همه است. bible_en_fa Jesus saith unto her, Woman, what have I to do with thee? mine hour is not yet come. و آنچه را دید و شنید، به آن شهادت می‌دهد و هیچ‌کس شهادت او را قبول نمی کند. bible_en_fa His mother saith unto the servants, Whatsoever he saith unto you, do it. و کسی‌که شهادت اورا قبول کرد، مهر کرده است بر اینکه خدا راست است. bible_en_fa And there were set there six waterpots of stone, after the manner of the purifying of the Jews, containing two or three firkins apiece. زیرا آن کسی را که خدا فرستاد، به کلام خدا تکلم می‌نماید، چونکه خدا روح را به میزان عطا نمی کند. bible_en_fa Jesus saith unto them, Fill the waterpots with water. And they filled them up to the brim. پدرپسر را محبت می‌نماید و همه‌چیز را بدست اوسپرده است.آنکه به پسر ایمان آورده باشد، حیات جاودانی دارد و آنکه به پسر ایمان نیاوردحیات را نخواهد دید، بلکه غضب خدا بر اومی ماند.» bible_en_fa And he saith unto them, Draw out now, and bear unto the governor of the feast. And they bare it. آنکه به پسر ایمان آورده باشد، حیات جاودانی دارد و آنکه به پسر ایمان نیاوردحیات را نخواهد دید، بلکه غضب خدا بر اومی ماند.» bible_en_fa When the ruler of the feast had tasted the water that was made wine, and knew not whence it was: (but the servants which drew the water knew;) the governor of the feast called the bridegroom, و چون خداوند دانست که فریسیان مطلع شده‌اند که عیسی بیشتر از یحیی شاگردپیدا کرده، تعمید می‌دهد، bible_en_fa And saith unto him, Every man at the beginning doth set forth good wine; and when men have well drunk, then that which is worse: but thou hast kept the good wine until now. با اینکه خود عیسی تعمید نمی داد بلکه شاگردانش، bible_en_fa This beginning of miracles did Jesus in Cana of Galilee, and manifested forth his glory; and his disciples believed on him. یهودیه راگذارده، باز به‌جانب جلیل رفت. bible_en_fa After this he went down to Capernaum, he, and his mother, and his brethren, and his disciples: and they continued there not many days. و لازم بود که از سامره عبور کند bible_en_fa And the Jews' passover was at hand, and Jesus went up to Jerusalem, پس به شهری از سامره که سوخار نام داشت، نزدیک به آن موضعی که یعقوب به پسر خود یوسف داده بود رسید. bible_en_fa And found in the temple those that sold oxen and sheep and doves, and the changers of money sitting: و در آنجا چاه یعقوب بود. پس عیسی از سفر خسته شده، همچنین بر سر چاه نشسته بود و قریب به ساعت ششم بود. bible_en_fa And when he had made a scourge of small cords, he drove them all out of the temple, and the sheep, and the oxen; and poured out the changers' money, and overthrew the tables; که زنی سامری بجهت آب کشیدن آمد. عیسی بدو گفت: «جرعه‌ای آب به من بنوشان.» bible_en_fa And said unto them that sold doves, Take these things hence; make not my Father's house an house of merchandise. زیرا شاگردانش بجهت خریدن خوراک به شهر رفته بودند. bible_en_fa And his disciples remembered that it was written, The zeal of thine house hath eaten me up. زن سامری بدو گفت: «چگونه تو که یهود هستی ازمن آب می‌خواهی و حال آنکه زن سامری می‌باشم؟» زیرا که یهود با سامریان معاشرت ندارند. bible_en_fa Then answered the Jews and said unto him, What sign shewest thou unto us, seeing that thou doest these things? عیسی در جواب او گفت: «اگر بخشش خدا را می‌دانستی و کیست که به تو می‌گوید آب به من بده، هرآینه تو از او خواهش می‌کردی و به تو آب زنده عطا می‌کرد. bible_en_fa Jesus answered and said unto them, Destroy this temple, and in three days I will raise it up. زن بدو گفت: «ای آقادلو نداری و چاه عمیق است. پس از کجا آب زنده داری؟ bible_en_fa Then said the Jews, Forty and six years was this temple in building, and wilt thou rear it up in three days? آیا تو از پدر ما یعقوب بزرگترهستی که چاه را به ما داد و خود و پسران و مواشی او از آن می‌آشامیدند؟» bible_en_fa But he spake of the temple of his body. عیسی در جواب اوگفت: «هر‌که از این آب بنوشد باز تشنه گردد، bible_en_fa When therefore he was risen from the dead, his disciples remembered that he had said this unto them; and they believed the scripture, and the word which Jesus had said. لیکن کسی‌که از آبی که من به او می‌دهم بنوشد، ابد تشنه نخواهد شد، بلکه آن آبی که به او می‌دهم در او چشمه آبی گردد که تا حیات جاودانی می‌جوشد.» bible_en_fa Now when he was in Jerusalem at the passover, in the feast day, many believed in his name, when they saw the miracles which he did. زن بدو گفت: «ای آقا آن آب را به من بده تا دیگر تشنه نگردم و به اینجابجهت آب کشیدن نیایم.» bible_en_fa But Jesus did not commit himself unto them, because he knew all men, عیسی به او گفت: «برو و شوهر خود رابخوان و در اینجا بیا.» bible_en_fa And needed not that any should testify of man: for he knew what was in man. زن در جواب گفت: «شوهر ندارم.» عیسی بدو گفت: «نیکو گفتی که شوهر نداری! bible_en_fa There was a man of the Pharisees, named Nicodemus, a ruler of the Jews: زیرا که پنج شوهر داشتی وآنکه الان داری شوهر تو نیست! این سخن راراست گفتی!» bible_en_fa The same came to Jesus by night, and said unto him, Rabbi, we know that thou art a teacher come from God: for no man can do these miracles that thou doest, except God be with him. زن بدو گفت: «ای آقا می‌بینم که تو نبی هستی! bible_en_fa Jesus answered and said unto him, Verily, verily, I say unto thee, Except a man be born again, he cannot see the kingdom of God. پدران ما در این کوه پرستش می‌کردند و شما می‌گویید که در اورشلیم جایی است که در آن عبادت باید نمود.» bible_en_fa Nicodemus saith unto him, How can a man be born when he is old? can he enter the second time into his mother's womb, and be born? عیسی بدوگفت: «ای زن مرا تصدیق کن که ساعتی می‌آید که نه در این کوه و نه در اورشلیم پدر را پرستش خواهید کرد. bible_en_fa Jesus answered, Verily, verily, I say unto thee, Except a man be born of water and of the Spirit, he cannot enter into the kingdom of God. شما آنچه را که نمی دانیدمی پرستید اما ما آنچه را که می‌دانیم عبادت می‌کنیم زیرا نجات از یهود است. bible_en_fa That which is born of the flesh is flesh; and that which is born of the Spirit is spirit. لیکن ساعتی می‌آید بلکه الان است که در آن پرستندگان حقیقی پدر را به روح و راستی پرستش خواهندکرد زیرا که پدر مثل این پرستندگان خود را طالب است. bible_en_fa Marvel not that I said unto thee, Ye must be born again. خدا روح است و هر‌که او را پرستش کند می‌باید به روح و راستی بپرستد.» bible_en_fa The wind bloweth where it listeth, and thou hearest the sound thereof, but canst not tell whence it cometh, and whither it goeth: so is every one that is born of the Spirit. زن بدو گفت: «می‌دانم که مسیح یعنی کرستس می‌آید. پس هنگامی که او آید از هر چیزبه ما خبر‌خواهد داد.» bible_en_fa Nicodemus answered and said unto him, How can these things be? عیسی بدو گفت: «من که با تو سخن می‌گویم همانم.» bible_en_fa Jesus answered and said unto him, Art thou a master of Israel, and knowest not these things? و در همان وقت شاگردانش آمده، تعجب کردند که با زنی سخن می‌گوید و لکن هیچ‌کس نگفت که چه می‌طلبی یا برای چه با او حرف می‌زنی. bible_en_fa Verily, verily, I say unto thee, We speak that we do know, and testify that we have seen; and ye receive not our witness. آنگاه زن سبوی خود را گذارده، به شهر رفت و مردم را گفت: bible_en_fa If I have told you earthly things, and ye believe not, how shall ye believe, if I tell you of heavenly things? «بیایید و کسی راببینید که هرآنچه کرده بودم به من گفت. آیا این مسیح نیست؟» bible_en_fa And no man hath ascended up to heaven, but he that came down from heaven, even the Son of man which is in heaven. پس از شهر بیرون شده، نزد اومی آمدند. bible_en_fa And as Moses lifted up the serpent in the wilderness, even so must the Son of man be lifted up: و در اثنا آن شاگردان او خواهش نموده، گفتند: «ای استاد بخور.» bible_en_fa That whosoever believeth in him should not perish, but have eternal life. بدیشان گفت: «من غذایی دارم که بخورم و شما آن را نمی دانید.» bible_en_fa For God so loved the world, that he gave his only begotten Son, that whosoever believeth in him should not perish, but have everlasting life. شاگردان به یکدیگر گفتند: «مگر کسی برای اوخوراکی آورده باشد!» bible_en_fa For God sent not his Son into the world to condemn the world; but that the world through him might be saved. عیسی بدیشان گفت: «خوراک من آن است که خواهش فرستنده خودرا به عمل آورم و کار او را به انجام رسانم. bible_en_fa He that believeth on him is not condemned: but he that believeth not is condemned already, because he hath not believed in the name of the only begotten Son of God. آیاشما نمی گویید که چهار ماه دیگر موسم درواست؟ اینک به شما می‌گویم چشمان خود را بالاافکنید و مزرعه‌ها را ببینید زیرا که الان بجهت درو سفید شده است. bible_en_fa And this is the condemnation, that light is come into the world, and men loved darkness rather than light, because their deeds were evil. و دروگر اجرت می‌گیردو ثمری بجهت حیات جاودانی جمع می‌کند تاکارنده و درو‌کننده هر دو با هم خشنود گردند. bible_en_fa For every one that doeth evil hateth the light, neither cometh to the light, lest his deeds should be reproved. زیرا این کلام در اینجا راست است که یکی می‌کارد و دیگری درو می‌کند. bible_en_fa But he that doeth truth cometh to the light, that his deeds may be made manifest, that they are wrought in God. من شما رافرستادم تا چیزی را که در آن رنج نبرده‌اید دروکنید. دیگران محنت کشیدند و شما در محنت ایشان داخل شده‌اید.» bible_en_fa After these things came Jesus and his disciples into the land of Judaea; and there he tarried with them, and baptized. پس در آن شهر بسیاری از سامریان بواسطه سخن آن زن که شهادت داد که هر‌آنچه کرده بودم به من باز‌گفت بدو ایمان آوردند. bible_en_fa And John also was baptizing in Aenon near to Salim, because there was much water there: and they came, and were baptized. و چون سامریان نزد او آمدند، از او خواهش کردند که نزدایشان بماند و دو روز در آنجا بماند. bible_en_fa For John was not yet cast into prison. و بسیاری دیگر بواسطه کلام او ایمان آوردند. bible_en_fa Then there arose a question between some of John's disciples and the Jews about purifying. و به زن گفتند که «بعد از این بواسطه سخن تو ایمان نمی آوریم زیرا خود شنیده و دانسته‌ایم که او درحقیقت مسیح و نجات‌دهنده عالم است.» bible_en_fa And they came unto John, and said unto him, Rabbi, he that was with thee beyond Jordan, to whom thou barest witness, behold, the same baptizeth, and all men come to him. اما بعد از دو روز از آنجا بیرون آمده، به سوی جلیل روانه شد. bible_en_fa John answered and said, A man can receive nothing, except it be given him from heaven. زیرا خود عیسی شهادت داد که هیچ نبی را در وطن خود حرمت نیست. bible_en_fa Ye yourselves bear me witness, that I said, I am not the Christ, but that I am sent before him. پس چون به جلیل آمد، جلیلیان او راپذیرفتند زیرا هر‌چه در اورشلیم در عید کرده بود، دیدند، چونکه ایشان نیز در عید رفته بودند. bible_en_fa He that hath the bride is the bridegroom: but the friend of the bridegroom, which standeth and heareth him, rejoiceth greatly because of the bridegroom's voice: this my joy therefore is fulfilled. پس عیسی به قانای جلیل آنجایی که آب را شراب ساخته بود، بازآمد. و یکی از سرهنگان ملک بود که پسر او در کفرناحوم مریض بود. bible_en_fa He must increase, but I must decrease. وچون شنید که عیسی از یهودیه به جلیل آمده است، نزد او آمده، خواهش کرد که فرود بیاید وپسر او را شفا دهد، زیرا که مشرف به موت بود. bible_en_fa He that cometh from above is above all: he that is of the earth is earthly, and speaketh of the earth: he that cometh from heaven is above all. عیسی بدو گفت: «اگر آیات و معجزات نبینید، همانا ایمان نیاورید.» bible_en_fa And what he hath seen and heard, that he testifieth; and no man receiveth his testimony. سرهنگ بدو گفت: «ای آقا قبل از آنکه پسرم بمیرد فرود بیا.» bible_en_fa He that hath received his testimony hath set to his seal that God is true. عیسی بدو گفت: «برو که پسرت زنده است.» آن شخص به سخنی که عیسی بدو گفت، ایمان آورده، روانه شد. bible_en_fa For he whom God hath sent speaketh the words of God: for God giveth not the Spirit by measure unto him. و در وقتی که او می‌رفت، غلامانش او راستقبال نموده، مژده دادند و گفتند که پسر توزنده است. bible_en_fa The Father loveth the Son, and hath given all things into his hand. پس از ایشان پرسید که در چه ساعت عافیت یافت. گفتند: «دیروز، در ساعت هفتم تب از او زایل گشت.» bible_en_fa He that believeth on the Son hath everlasting life: and he that believeth not the Son shall not see life; but the wrath of God abideth on him. آنگاه پدر فهمیدکه در همان ساعت عیسی گفته بود: «پسر تو زنده است.» پس او و تمام اهل خانه او ایمان آوردند.و این نیز معجزه دوم بود که از عیسی در وقتی که از یهودیه به جلیل آمد، به ظهور رسید. bible_en_fa When therefore the Lord knew how the Pharisees had heard that Jesus made and baptized more disciples than John, و این نیز معجزه دوم بود که از عیسی در وقتی که از یهودیه به جلیل آمد، به ظهور رسید. bible_en_fa (Though Jesus himself baptized not, but his disciples,) و بعد از آن یهود را عیدی بود و عیسی به اورشلیم آمد. bible_en_fa He left Judaea, and departed again into Galilee. و در اورشلیم نزدباب الضان حوضی است که آن را به عبرانی بیت حسدا می‌گویند که پنج رواق دارد. bible_en_fa And he must needs go through Samaria. و درآنجا جمعی کثیر از مریضان و کوران و لنگان وشلان خوابیده، منتظر حرکت آب می‌بودند. bible_en_fa Then cometh he to a city of Samaria, which is called Sychar, near to the parcel of ground that Jacob gave to his son Joseph. و در آنجا مردی بود که سی و هشت سال به مرضی مبتلا بود. bible_en_fa Now Jacob's well was there. Jesus therefore, being wearied with his journey, sat thus on the well: and it was about the sixth hour. چون عیسی او را خوابیده دیدو دانست که مرض او طول کشیده است، بدوگفت: «آیا می‌خواهی شفا یابی؟» bible_en_fa There cometh a woman of Samaria to draw water: Jesus saith unto her, Give me to drink. مریض او راجواب داد که «ای آقا کسی ندارم که چون آب به حرکت آید، مرا در حوض بیندازد، بلکه تا وقتی که می‌آیم، دیگری پیش از من فرو رفته است. bible_en_fa (For his disciples were gone away unto the city to buy meat.) عیسی بدو گفت: «برخیز و بستر خود رابرداشته، روانه شو!» bible_en_fa Then saith the woman of Samaria unto him, How is it that thou, being a Jew, askest drink of me, which am a woman of Samaria? for the Jews have no dealings with the Samaritans. که در حال آن، مرد شفایافت و بستر خود را برداشته، روانه گردید. و آن روز سبت بود. bible_en_fa Jesus answered and said unto her, If thou knewest the gift of God, and who it is that saith to thee, Give me to drink; thou wouldest have asked of him, and he would have given thee living water. پس یهودیان به آن کسی‌که شفا یافته بود، گفتند: «روز سبت است و بر تو روا نیست که بسترخود را برداری.» bible_en_fa The woman saith unto him, Sir, thou hast nothing to draw with, and the well is deep: from whence then hast thou that living water? او در جواب ایشان گفت: «آن کسی‌که مرا شفا داد، همان به من گفت بستر خود را بردار و برو.» bible_en_fa Art thou greater than our father Jacob, which gave us the well, and drank thereof himself, and his children, and his cattle? پس از او پرسیدند: «کیست آنکه به تو گفت، بستر خود را بردار وبرو؟» bible_en_fa Jesus answered and said unto her, Whosoever drinketh of this water shall thirst again: لیکن آن شفا یافته نمی دانست که بود، زیرا که عیسی ناپدید شد چون در آنجا ازدحامی بود. bible_en_fa But whosoever drinketh of the water that I shall give him shall never thirst; but the water that I shall give him shall be in him a well of water springing up into everlasting life. و بعد از آن، عیسی او را در هیکل یافته بدو گفت: «اکنون شفا یافته‌ای. دیگر خطا مکن تابرای تو بدتر نگردد.» bible_en_fa The woman saith unto him, Sir, give me this water, that I thirst not, neither come hither to draw. آن مرد رفت و یهودیان را خبر داد که «آنکه مرا شفا داد، عیسی است.» bible_en_fa Jesus saith unto her, Go, call thy husband, and come hither. و از این سبب یهودیان بر عیسی تعدی می‌کردند، زیرا که این کار را در روز سبت کرده بود. bible_en_fa The woman answered and said, I have no husband. Jesus said unto her, Thou hast well said, I have no husband: عیسی در جواب ایشان گفت که «پدر من تاکنون کار می‌کند و من نیز کار می‌کنم.» bible_en_fa For thou hast had five husbands; and he whom thou now hast is not thy husband: in that saidst thou truly. پس ازاین سبب، یهودیان بیشتر قصد قتل او کردند زیراکه نه‌تنها سبت را می‌شکست بلکه خدا را نیز پدرخود گفته، خود را مساوی خدا می‌ساخت. bible_en_fa The woman saith unto him, Sir, I perceive that thou art a prophet. آنگاه عیسی در جواب ایشان گفت: «آمین آمین به شما می‌گویم که پسر از خود هیچ نمی تواند کرد مگر آنچه بیند که پدر به عمل آرد، زیرا که آنچه او می‌کند، همچنین پسر نیز می‌کند. bible_en_fa Our fathers worshipped in this mountain; and ye say, that in Jerusalem is the place where men ought to worship. زیرا که پدر پسر را دوست می‌دارد و هرآنچه خود می‌کند بدو می‌نماید و اعمال بزرگتر از این بدو نشان خواهد داد تا شما تعجب نمایید. bible_en_fa Jesus saith unto her, Woman, believe me, the hour cometh, when ye shall neither in this mountain, nor yet at Jerusalem, worship the Father. زیرا همچنان‌که پدر مردگان را برمی خیزاند وزنده می‌کند، همچنین پسر نیز هر‌که رامی خواهد زنده می‌کند. bible_en_fa Ye worship ye know not what: we know what we worship: for salvation is of the Jews. زیرا که پدر برهیچ‌کس داوری نمی کند بلکه تمام داوری را به پسر سپرده است. bible_en_fa But the hour cometh, and now is, when the true worshippers shall worship the Father in spirit and in truth: for the Father seeketh such to worship him. تا آنکه همه پسر را حرمت بدارند، همچنان‌که پدر را حرمت می‌دارند؛ وکسی‌که به پسر حرمت نکند، به پدری که او رافرستاد احترام نکرده است. bible_en_fa God is a Spirit: and they that worship him must worship him in spirit and in truth. آمین آمین به شمامی گویم هر‌که کلام مرا بشنود و به فرستنده من ایمان آورد، حیات جاودانی دارد و در داوری نمی آید، بلکه از موت تا به حیات منتقل گشته است. bible_en_fa The woman saith unto him, I know that Messias cometh, which is called Christ: when he is come, he will tell us all things. آمین آمین به شما می‌گویم که ساعتی می‌آید بلکه اکنون است که مردگان آواز پسر خدارا می‌شنوند و هر‌که بشنود زنده گردد. bible_en_fa Jesus saith unto her, I that speak unto thee am he. زیراهمچنان‌که پدر در خود حیات دارد، همچنین پسر را نیز عطا کرده است که در خود حیات داشته باشد. bible_en_fa And upon this came his disciples, and marvelled that he talked with the woman: yet no man said, What seekest thou? or, Why talkest thou with her? و بدو قدرت بخشیده است که داوری هم بکند زیرا که پسر انسان است. bible_en_fa The woman then left her waterpot, and went her way into the city, and saith to the men, و از این تعجب مکنید زیرا ساعتی می‌آید که در آن جمیع کسانی که در قبور می‌باشند، آواز او را خواهندشنید، bible_en_fa Come, see a man, which told me all things that ever I did: is not this the Christ? و بیرون خواهند آمد؛ هر‌که اعمال نیکوکرد، برای قیامت حیات و هر‌که اعمال بد کرد، بجهت قیامت داوری. bible_en_fa Then they went out of the city, and came unto him. من از خود هیچ نمی توانم کرد بلکه چنانکه شنیده‌ام داوری می‌کنم و داوری من عادل است زیرا که اراده خود را طالب نیستم بلکه اراده پدری که مرا فرستاده است. bible_en_fa In the mean while his disciples prayed him, saying, Master, eat. اگر من بر خود شهادت دهم شهادت من راست نیست. bible_en_fa But he said unto them, I have meat to eat that ye know not of. دیگری هست که بر من شهادت می‌دهد ومی دانم که شهادتی که او بر من می‌دهد راست است. bible_en_fa Therefore said the disciples one to another, Hath any man brought him ought to eat? شما نزد یحیی فرستادید و او به راستی شهادت داد. bible_en_fa Jesus saith unto them, My meat is to do the will of him that sent me, and to finish his work. اما من شهادت انسان را قبول نمی کنم ولیکن این سخنان را می‌گویم تا شمانجات یابید. bible_en_fa Say not ye, There are yet four months, and then cometh harvest? behold, I say unto you, Lift up your eyes, and look on the fields; for they are white already to harvest. او چراغ افروخته و درخشنده‌ای بود و شما خواستید که ساعتی به نور او شادی کنید. bible_en_fa And he that reapeth receiveth wages, and gathereth fruit unto life eternal: that both he that soweth and he that reapeth may rejoice together. و اما من شهادت بزرگتر از یحیی دارم زیرا آن کارهایی که پدر به من عطا کرد تا کامل کنم، یعنی‌این کارهایی که من می‌کنم، بر من شهادت می‌دهد که پدر مرا فرستاده است. bible_en_fa And herein is that saying true, One soweth, and another reapeth. وخود پدر که مرا فرستاد، به من شهادت داده است که هرگز آواز او را نشنیده و صورت او راندیده‌اید، bible_en_fa I sent you to reap that whereon ye bestowed no labour: other men laboured, and ye are entered into their labours. و کلام او را در خود ثابت نداریدزیرا کسی را که پدر فرستاد شما بدو ایمان نیاوردید. bible_en_fa And many of the Samaritans of that city believed on him for the saying of the woman, which testified, He told me all that ever I did. کتب را تفتیش کنید زیرا شما گمان می‌بریدکه در آنها حیات جاودانی دارید و آنها است که به من شهادت می‌دهد. bible_en_fa So when the Samaritans were come unto him, they besought him that he would tarry with them: and he abode there two days. و نمی خواهید نزد من آیید تا حیات یابید. bible_en_fa And many more believed because of his own word; جلال را از مردم نمی پذیرم. bible_en_fa And said unto the woman, Now we believe, not because of thy saying: for we have heard him ourselves, and know that this is indeed the Christ, the Saviour of the world. ولکن شما را می‌شناسم که در نفس خود محبت خدا را ندارید. bible_en_fa Now after two days he departed thence, and went into Galilee. من به اسم پدرخود آمده‌ام و مرا قبول نمی کنید، ولی هرگاه دیگری به اسم خود آید، او را قبول خواهید کرد. bible_en_fa For Jesus himself testified, that a prophet hath no honour in his own country. شما چگونه می‌توانید ایمان آرید و حال آنکه جلال از یکدیگر می‌طلبید و جلالی را که ازخدای واحد است طالب نیستید؟ bible_en_fa Then when he was come into Galilee, the Galilaeans received him, having seen all the things that he did at Jerusalem at the feast: for they also went unto the feast. گمان مبریدکه من نزد پدر بر شما ادعا خواهم کرد. کسی هست که مدعی شما می‌باشد و آن موسی است که بر او امیدوار هستید. bible_en_fa So Jesus came again into Cana of Galilee, where he made the water wine. And there was a certain nobleman, whose son was sick at Capernaum. زیرا اگر موسی راتصدیق می‌کردید، مرا نیز تصدیق می‌کردیدچونکه او درباره من نوشته است.اما چون نوشته های او را تصدیق نمی کنید، پس چگونه سخنهای مرا قبول خواهید کرد.» bible_en_fa When he heard that Jesus was come out of Judaea into Galilee, he went unto him, and besought him that he would come down, and heal his son: for he was at the point of death. اما چون نوشته های او را تصدیق نمی کنید، پس چگونه سخنهای مرا قبول خواهید کرد.» bible_en_fa Then said Jesus unto him, Except ye see signs and wonders, ye will not believe. و بعد از آن عیسی به آن طرف دریای جلیل که دریای طبریه باشد، رفت. bible_en_fa The nobleman saith unto him, Sir, come down ere my child die. و جمعی کثیر از عقب او آمدند زیرا آن معجزاتی را که به مریضان می‌نمود، می‌دیدند. bible_en_fa Jesus saith unto him, Go thy way; thy son liveth. And the man believed the word that Jesus had spoken unto him, and he went his way. آنگاه عیسی به کوهی برآمده، با شاگردان خود در آنجا بنشست. bible_en_fa And as he was now going down, his servants met him, and told him, saying, Thy son liveth. و فصح که عید یهود باشد، نزدیک بود. bible_en_fa Then inquired he of them the hour when he began to amend. And they said unto him, Yesterday at the seventh hour the fever left him. پس عیسی چشمان خود را بالا انداخته، دیدکه جمعی کثیر به طرف او می‌آیند. به فیلپس گفت: «از کجا نان بخریم تا اینها بخورند؟» bible_en_fa So the father knew that it was at the same hour, in the which Jesus said unto him, Thy son liveth: and himself believed, and his whole house. و این را از روی امتحان به او گفت، زیرا خود می‌دانست چه باید کرد. bible_en_fa This is again the second miracle that Jesus did, when he was come out of Judaea into Galilee. فیلپس او را جواب داد که «دویست دینار نان، اینها را کفایت نکند تا هر یک اندکی بخورند!» bible_en_fa After this there was a feast of the Jews; and Jesus went up to Jerusalem. یکی از شاگردانش که اندریاس برادر شمعون پطرس باشد، وی را گفت: bible_en_fa Now there is at Jerusalem by the sheep market a pool, which is called in the Hebrew tongue Bethesda, having five porches. «دراینجا پسری است که پنج نان جو و دو ماهی دارد. و لیکن این از برای این گروه چه می‌شود؟» bible_en_fa In these lay a great multitude of impotent folk, of blind, halt, withered, waiting for the moving of the water. عیسی گفت: «مردم را بنشانید.» و در آن مکان، گیاه بسیار بود، و آن گروه قریب به پنج هزار مردبودند که نشستند. bible_en_fa For an angel went down at a certain season into the pool, and troubled the water: whosoever then first after the troubling of the water stepped in was made whole of whatsoever disease he had. عیسی نانها را گرفته و شکرنموده، به شاگردان داد و شاگردان به نشستگان دادند؛ و همچنین از دو ماهی نیز به قدری که خواستند. bible_en_fa And a certain man was there, which had an infirmity thirty and eight years. و چون سیر گشتند، به شاگردان خود گفت: «پاره های باقی‌مانده را جمع کنید تاچیزی ضایع نشود.» bible_en_fa When Jesus saw him lie, and knew that he had been now a long time in that case, he saith unto him, Wilt thou be made whole? پس جمع کردند و ازپاره های پنج نان جو که از خورندگان زیاده آمده بود، دوازده سبد پر کردند. bible_en_fa The impotent man answered him, Sir, I have no man, when the water is troubled, to put me into the pool: but while I am coming, another steppeth down before me. و چون مردمان این معجزه را که از عیسی صادر شده بود دیدند، گفتند که «این البته همان نبی است که باید در جهان بیاید!» bible_en_fa Jesus saith unto him, Rise, take up thy bed, and walk. و اما عیسی چون دانست که می‌خواهند بیایند و او را به زور برده پادشاه سازند، باز تنها به کوه برآمد. bible_en_fa And immediately the man was made whole, and took up his bed, and walked: and on the same day was the sabbath. و چون شام شد، شاگردانش به‌جانب دریاپایین رفتند، bible_en_fa The Jews therefore said unto him that was cured, It is the sabbath day: it is not lawful for thee to carry thy bed. و به کشتی سوار شده به آن طرف دریا به کفرناحوم روانه شدند. و چون تاریک شدعیسی هنوز نزد ایشان نیامده بود. bible_en_fa He answered them, He that made me whole, the same said unto me, Take up thy bed, and walk. و دریابواسطه وزیدن باد شدید به تلاطم آمد. bible_en_fa Then asked they him, What man is that which said unto thee, Take up thy bed, and walk? پس وقتی که قریب به بیست و پنج یا سی تیر پرتاپ رانده بودند، عیسی را دیدند که بر روی دریاخرامان شده، نزدیک کشتی می‌آید. پس ترسیدند. bible_en_fa And he that was healed wist not who it was: for Jesus had conveyed himself away, a multitude being in that place. او بدیشان گفت: «من هستم، مترسید!» bible_en_fa Afterward Jesus findeth him in the temple, and said unto him, Behold, thou art made whole: sin no more, lest a worse thing come unto thee. و چون می‌خواستند او را در کشتی بیاورند، در ساعت کشتی به آن زمینی که عازم آن بودند رسید. bible_en_fa The man departed, and told the Jews that it was Jesus, which had made him whole. بامدادان گروهی که به آن طرف دریا ایستاده بودند، دیدند که هیچ زورقی نبود غیر از آن که شاگردان او داخل آن شده بودند و عیسی باشاگردان خود داخل آن زورق نشده، بلکه شاگردانش تنها رفته بودند. bible_en_fa And therefore did the Jews persecute Jesus, and sought to slay him, because he had done these things on the sabbath day. لیکن زورقهای دیگر از طبریه آمد، نزدیک به آنجایی که نان خورده بودند بعد از آنکه خداوند شکر گفته بود. bible_en_fa But Jesus answered them, My Father worketh hitherto, and I work. پس چون آن گروه دیدند که عیسی وشاگردانش در آنجا نیستند، ایشان نیز به کشتیهاسوار شده، در طلب عیسی به کفرناحوم آمدند. bible_en_fa Therefore the Jews sought the more to kill him, because he not only had broken the sabbath, but said also that God was his Father, making himself equal with God. و چون او را در آن طرف دریا یافتند، بدوگفتند: «ای استاد کی به اینجا آمدی؟» bible_en_fa Then answered Jesus and said unto them, Verily, verily, I say unto you, The Son can do nothing of himself, but what he seeth the Father do: for what things soever he doeth, these also doeth the Son likewise. عیسی در جواب ایشان گفت: «آمین آمین به شمامی گویم که مرا می‌طلبید نه بسبب معجزاتی که دیدید، بلکه بسبب آن نان که خوردید و سیرشدید. bible_en_fa For the Father loveth the Son, and sheweth him all things that himself doeth: and he will shew him greater works than these, that ye may marvel. کار بکنید نه برای خوراک فانی بلکه برای خوراکی که تا حیات جاودانی باقی است که پسر انسان آن را به شما عطا خواهد کرد، زیراخدای پدر بر او مهر زده است.» bible_en_fa For as the Father raiseth up the dead, and quickeneth them; even so the Son quickeneth whom he will. بدو گفتند: «چه کنیم تا اعمال خدا را به‌جا آورده باشیم؟» bible_en_fa For the Father judgeth no man, but hath committed all judgment unto the Son: عیسی در جواب ایشان گفت: «عمل خدا این است که به آن کسی‌که او فرستاد، ایمان بیاورید.» bible_en_fa That all men should honour the Son, even as they honour the Father. He that honoureth not the Son honoureth not the Father which hath sent him. بدو گفتند: «چه معجزه می‌نمایی تا آن را دیده به تو ایمان آوریم؟ چکار می‌کنی؟ bible_en_fa Verily, verily, I say unto you, He that heareth my word, and believeth on him that sent me, hath everlasting life, and shall not come into condemnation; but is passed from death unto life. پدران ما دربیابان من را خوردند، چنانکه مکتوب است که ازآسمان بدیشان نان عطا کرد تا بخورند.» bible_en_fa Verily, verily, I say unto you, The hour is coming, and now is, when the dead shall hear the voice of the Son of God: and they that hear shall live. عیسی بدیشان گفت: «آمین آمین به شما می‌گویم که موسی نان را از آسمان به شما نداد، بلکه پدر من نان حقیقی را از آسمان به شما می‌دهد. bible_en_fa For as the Father hath life in himself; so hath he given to the Son to have life in himself; زیرا که نان خدا آن است که از آسمان نازل شده، به جهان حیات می‌بخشد.» bible_en_fa And hath given him authority to execute judgment also, because he is the Son of man. آنگاه بدو گفتند: «ای خداوند این نان را پیوسته به ما بده.» bible_en_fa Marvel not at this: for the hour is coming, in the which all that are in the graves shall hear his voice, عیسی بدیشان گفت: «من نان حیات هستم. کسی‌که نزد من آید، هرگز گرسنه نشود و هر‌که به من ایمان آرد هرگز تشنه نگردد. bible_en_fa And shall come forth; they that have done good, unto the resurrection of life; and they that have done evil, unto the resurrection of damnation. لیکن به شماگفتم که مرا هم دیدید و ایمان نیاوردید. bible_en_fa I can of mine own self do nothing: as I hear, I judge: and my judgment is just; because I seek not mine own will, but the will of the Father which hath sent me. هرآنچه پدر به من عطا کند، به‌جانب من آید و هر‌که به‌جانب من آید، او را بیرون نخواهم نمود. bible_en_fa If I bear witness of myself, my witness is not true. زیرا از آسمان نزول کردم نه تا به اراده خودعمل کنم، بلکه به اراده فرستنده خود. bible_en_fa There is another that beareth witness of me; and I know that the witness which he witnesseth of me is true. و اراده پدری که مرا فرستاد این است که از آنچه به من عطا کرد چیزی تلف نکنم بلکه در روز بازپسین آن را برخیزانم. bible_en_fa Ye sent unto John, and he bare witness unto the truth. و اراده فرستنده من این است که هر‌که پسر را دید و بدو ایمان آورد، حیات جاودانی داشته باشد و من در روز بازپسین او راخواهم برخیزانید.» bible_en_fa But I receive not testimony from man: but these things I say, that ye might be saved. پس یهودیان درباره او همهمه کردند زیراگفته بود: «من هستم آن نانی که از آسمان نازل شد.» bible_en_fa He was a burning and a shining light: and ye were willing for a season to rejoice in his light. و گفتند: «آیا این عیسی پسر یوسف نیست که ما پدر و مادر او را می‌شناسیم؟ پس چگونه می‌گوید که از آسمان نازل شدم؟» bible_en_fa But I have greater witness than that of John: for the works which the Father hath given me to finish, the same works that I do, bear witness of me, that the Father hath sent me. عیسی در جواب ایشان گفت: «با یکدیگرهمهمه مکنید. bible_en_fa And the Father himself, which hath sent me, hath borne witness of me. Ye have neither heard his voice at any time, nor seen his shape. کسی نمی تواند نزد من آید، مگر آنکه پدری که مرا فرستاد او را جذب کند ومن در روز بازپسین او را خواهم برخیزانید. bible_en_fa And ye have not his word abiding in you: for whom he hath sent, him ye believe not. درانبیا مکتوب است که همه از خدا تعلیم خواهندیافت. پس هر‌که از پدر شنید و تعلیم یافت نزد من می‌آید. bible_en_fa Search the scriptures; for in them ye think ye have eternal life: and they are they which testify of me. نه اینکه کسی پدر را دیده باشد، جزآن کسی‌که از جانب خداست، او پدر را دیده است. bible_en_fa And ye will not come to me, that ye might have life. آمین آمین به شما می‌گویم هر‌که به من ایمان آرد، حیات جاودانی دارد. bible_en_fa I receive not honour from men. من نان حیات هستم. bible_en_fa But I know you, that ye have not the love of God in you. پدران شما در بیابان من را خوردند ومردند. bible_en_fa I am come in my Father's name, and ye receive me not: if another shall come in his own name, him ye will receive. این نانی است که از آسمان نازل شد تاهر‌که از آن بخورد نمیرد. bible_en_fa How can ye believe, which receive honour one of another, and seek not the honour that cometh from God only? من هستم آن نان زنده که از آسمان نازل شد. اگر کسی از این نان بخورد تا به ابد زنده خواهد ماند و نانی که من عطامی کنم جسم من است که آن را بجهت حیات جهان می‌بخشم.» bible_en_fa Do not think that I will accuse you to the Father: there is one that accuseth you, even Moses, in whom ye trust. پس یهودیان با یکدیگر مخاصمه کرده، می‌گفتند: «چگونه این شخص می‌تواند جسدخود را به ما دهد تا بخوریم؟» bible_en_fa For had ye believed Moses, ye would have believed me: for he wrote of me. عیسی بدیشان گفت: «آمین آمین به شما می‌گویم اگر جسد پسرانسان را نخورید و خون او را ننوشید، در خودحیات ندارید. bible_en_fa But if ye believe not his writings, how shall ye believe my words? و هر‌که جسد مرا خورد و خون مرا نوشید، حیات جاودانی دارد و من در روزآخر او را خواهم برخیزانید. bible_en_fa After these things Jesus went over the sea of Galilee, which is the sea of Tiberias. زیرا که جسد من، خوردنی حقیقی و خون من، آشامیدنی حقیقی است. bible_en_fa And a great multitude followed him, because they saw his miracles which he did on them that were diseased. پس هر‌که جسد مرا می‌خورد و خون مرا می‌نوشد، در من می‌ماند و من در او. bible_en_fa And Jesus went up into a mountain, and there he sat with his disciples. چنانکه پدر زنده مرا فرستاد و من به پدر زنده هستم، همچنین کسی‌که مرا بخورد او نیز به من زنده می‌شود. bible_en_fa And the passover, a feast of the Jews, was nigh. این است نانی که از آسمان نازل شد، نه همچنان‌که پدران شما من را خوردند و مردند؛ بلکه هر‌که این نان را بخورد تا به ابد زنده ماند.» bible_en_fa When Jesus then lifted up his eyes, and saw a great company come unto him, he saith unto Philip, Whence shall we buy bread, that these may eat? این سخن را وقتی که در کفرناحوم تعلیم می‌داد، در کنیسه گفت. bible_en_fa And this he said to prove him: for he himself knew what he would do. آنگاه بسیاری از شاگردان او چون این راشنیدند گفتند: «این کلام سخت است! که می‌تواندآن را بشنود؟» bible_en_fa Philip answered him, Two hundred pennyworth of bread is not sufficient for them, that every one of them may take a little. چون عیسی در خود دانست که شاگردانش در این امر همهمه می‌کنند، بدیشان گفت: «آیا این شما را لغزش می‌دهد؟ bible_en_fa One of his disciples, Andrew, Simon Peter's brother, saith unto him, پس اگرپسر انسان را بینید که به‌جایی که اول بود صعودمی کند چه؟ bible_en_fa There is a lad here, which hath five barley loaves, and two small fishes: but what are they among so many? روح است که زنده می‌کند و اما ازجسد فایده‌ای نیست. کلامی را که من به شمامی گویم روح و حیات‌است. bible_en_fa And Jesus said, Make the men sit down. Now there was much grass in the place. So the men sat down, in number about five thousand. ولیکن بعضی از شما هستند که ایمان نمی آورند.» زیرا که عیسی از ابتدا می‌دانست کیانند که ایمان نمی آورند وکیست که او را تسلیم خواهد کرد. bible_en_fa And Jesus took the loaves; and when he had given thanks, he distributed to the disciples, and the disciples to them that were set down; and likewise of the fishes as much as they would. پس گفت: «از این سبب به شما گفتم که کسی نزد من نمی تواند آمد مگر آنکه پدر من، آن را بدو عطاکند.» bible_en_fa When they were filled, he said unto his disciples, Gather up the fragments that remain, that nothing be lost. در همان وقت بسیاری از شاگردان اوبرگشته، دیگر با او همراهی نکردند. bible_en_fa Therefore they gathered them together, and filled twelve baskets with the fragments of the five barley loaves, which remained over and above unto them that had eaten. آنگاه عیسی به آن دوازده گفت: «آیا شمانیز می‌خواهید بروید؟» bible_en_fa Then those men, when they had seen the miracle that Jesus did, said, This is of a truth that prophet that should come into the world. شمعون پطرس به اوجواب داد: «خداوندا نزد که برویم؟ کلمات حیات جاودانی نزد تو است. bible_en_fa When Jesus therefore perceived that they would come and take him by force, to make him a king, he departed again into a mountain himself alone. و ما ایمان آورده و شناخته‌ایم که تو مسیح پسر خدای حی هستی.» bible_en_fa And when even was now come, his disciples went down unto the sea, عیسی بدیشان جواب داد: «آیا من شما دوازده را برنگزیدم و حال آنکه یکی از شماابلیسی است.»و این را درباره یهودا پسرشمعون اسخریوطی گفت، زیرا او بود که می‌بایست تسلیم‌کننده وی بشود و یکی از آن دوازده بود. bible_en_fa And entered into a ship, and went over the sea toward Capernaum. And it was now dark, and Jesus was not come to them. و این را درباره یهودا پسرشمعون اسخریوطی گفت، زیرا او بود که می‌بایست تسلیم‌کننده وی بشود و یکی از آن دوازده بود. bible_en_fa And the sea arose by reason of a great wind that blew. و بعد از آن عیسی در جلیل می‌گشت زیرانمی خواست در یهودیه راه رود چونکه یهودیان قصد قتل او می‌داشتند. bible_en_fa So when they had rowed about five and twenty or thirty furlongs, they see Jesus walking on the sea, and drawing nigh unto the ship: and they were afraid. و عید یهود که عید خیمه‌ها باشد نزدیک بود. bible_en_fa But he saith unto them, It is I; be not afraid. پس برادرانش بدو گفتند: «از اینجا روانه شده، به یهودیه برو تاشاگردانت نیز آن اعمالی را که تو می‌کنی ببینند، bible_en_fa Then they willingly received him into the ship: and immediately the ship was at the land whither they went. زیرا هر‌که می‌خواهد آشکار شود در پنهانی کارنمی کند. پس اگر این کارها را می‌کنی خود را به جهان بنما.» bible_en_fa The day following, when the people which stood on the other side of the sea saw that there was none other boat there, save that one whereinto his disciples were entered, and that Jesus went not with his disciples into the boat, but that his disciples were gone away alone; زیرا که برادرانش نیز به او ایمان نیاورده بودند. bible_en_fa (Howbeit there came other boats from Tiberias nigh unto the place where they did eat bread, after that the Lord had given thanks:) آنگاه عیسی بدیشان گفت: «وقت من هنوز نرسیده، اما وقت شما همیشه حاضراست. bible_en_fa When the people therefore saw that Jesus was not there, neither his disciples, they also took shipping, and came to Capernaum, seeking for Jesus. جهان نمی تواند شما را دشمن دارد ولیکن مرا دشمن می‌دارد زیرا که من بر آن شهادت می‌دهم که اعمالش بد است. bible_en_fa And when they had found him on the other side of the sea, they said unto him, Rabbi, when camest thou hither? شما برای این عیدبروید. من حال به این عید نمی آیم زیرا که وقت من هنوز تمام نشده است.» bible_en_fa Jesus answered them and said, Verily, verily, I say unto you, Ye seek me, not because ye saw the miracles, but because ye did eat of the loaves, and were filled. چون این را بدیشان گفت، در جلیل توقف نمود. bible_en_fa Labour not for the meat which perisheth, but for that meat which endureth unto everlasting life, which the Son of man shall give unto you: for him hath God the Father sealed. لیکن چون برادرانش برای عید رفته بودند، او نیز آمد، نه آشکار بلکه در خفا. bible_en_fa Then said they unto him, What shall we do, that we might work the works of God? اما یهودیان در عید او را جستجو نموده، می‌گفتند که او کجااست. bible_en_fa Jesus answered and said unto them, This is the work of God, that ye believe on him whom he hath sent. و در میان مردم درباره او همهمه بسیاربود. بعضی می‌گفتند که مردی نیکو است ودیگران می‌گفتند نی بلکه گمراه‌کننده قوم است. bible_en_fa They said therefore unto him, What sign shewest thou then, that we may see, and believe thee? what dost thou work? و لیکن بسبب ترس از یهود، هیچ‌کس درباره اوظاهر حرف نمی زد. bible_en_fa Our fathers did eat manna in the desert; as it is written, He gave them bread from heaven to eat. و چون نصف عید گذشته بود، عیسی به هیکل آمده، تعلیم می‌داد. bible_en_fa Then Jesus said unto them, Verily, verily, I say unto you, Moses gave you not that bread from heaven; but my Father giveth you the true bread from heaven. و یهودیان تعجب نموده، گفتند: «این شخص هرگز تعلیم نیافته، چگونه کتب را می‌داند؟» bible_en_fa For the bread of God is he which cometh down from heaven, and giveth life unto the world. عیسی در جواب ایشان گفت: «تعلیم من از من نیست، بلکه ازفرستنده من. bible_en_fa Then said they unto him, Lord, evermore give us this bread. اگر کسی بخواهد اراده او را به عمل آرد، درباره تعلیم خواهد دانست که از خدااست یا آنکه من از خود سخن می‌رانم. bible_en_fa And Jesus said unto them, I am the bread of life: he that cometh to me shall never hunger; and he that believeth on me shall never thirst. هر‌که ازخود سخن گوید، جلال خود را طالب بود و اماهر‌که طالب جلال فرستنده خود باشد، او صادق است و در او ناراستی نیست. bible_en_fa But I said unto you, That ye also have seen me, and believe not. آیا موسی تورات را به شما نداده است؟ و حال آنکه کسی از شما نیست که به تورات عمل کند. از برای چه می‌خواهید مرا به قتل رسانید؟» bible_en_fa All that the Father giveth me shall come to me; and him that cometh to me I will in no wise cast out. آنگاه همه درجواب گفتند: «تو دیو داری. که اراده دارد تو رابکشد؟» bible_en_fa For I came down from heaven, not to do mine own will, but the will of him that sent me. عیسی در جواب ایشان گفت: «یک عمل نمودم وهمه شما از آن متعجب شدید. bible_en_fa And this is the Father's will which hath sent me, that of all which he hath given me I should lose nothing, but should raise it up again at the last day. موسی ختنه را به شما داد نه آنکه از موسی باشد بلکه از اجداد و در روز سبت مردم را ختنه می‌کنید. bible_en_fa And this is the will of him that sent me, that every one which seeth the Son, and believeth on him, may have everlasting life: and I will raise him up at the last day. پس اگر کسی در روز سبت مختون شود تا شریعت موسی شکسته نشود، چرا بر من خشم می‌آورید از آن سبب که در روز سبت شخصی را شفای کامل دادم؟ bible_en_fa The Jews then murmured at him, because he said, I am the bread which came down from heaven. بحسب ظاهرداوری مکنید بلکه به راستی داوری نمایید.» bible_en_fa And they said, Is not this Jesus, the son of Joseph, whose father and mother we know? how is it then that he saith, I came down from heaven? پس بعضی از اهل اورشلیم گفتند: «آیا این آن نیست که قصد قتل او دارند؟ bible_en_fa Jesus therefore answered and said unto them, Murmur not among yourselves. و اینک آشکارا حرف می‌زند و بدو هیچ نمی گویند. آیاروسا یقین می‌دانند که او در حقیقت مسیح است؟ bible_en_fa No man can come to me, except the Father which hath sent me draw him: and I will raise him up at the last day. لیکن این شخص را می‌دانیم از کجا است، امامسیح چون آید هیچ‌کس نمی شناسد که از کجااست.» bible_en_fa It is written in the prophets, And they shall be all taught of God. Every man therefore that hath heard, and hath learned of the Father, cometh unto me. و عیسی چون در هیکل تعلیم می‌داد، ندا کرده، گفت: «مرا می‌شناسید و نیز می‌دانید ازکجا هستم و از خود نیامده‌ام بلکه فرستنده من حق است که شما او را نمی شناسید. bible_en_fa Not that any man hath seen the Father, save he which is of God, he hath seen the Father. اما من اورا می‌شناسم زیرا که از او هستم و او مرا فرستاده است.» bible_en_fa Verily, verily, I say unto you, He that believeth on me hath everlasting life. آنگاه خواستند او را گرفتار کنند ولیکن کسی بر او دست نینداخت زیرا که ساعت او هنوزنرسیده بود. bible_en_fa I am that bread of life. آنگاه بسیاری از آن گروه بدوایمان آوردند و گفتند: «آیا چون مسیح آید، معجزات بیشتر از اینها که این شخص می‌نماید، خواهد نمود؟» bible_en_fa Your fathers did eat manna in the wilderness, and are dead. چون فریسیان شنیدند که خلق درباره اواین همهمه می‌کنند، فریسیان و روسای کهنه خادمان فرستادند تا او را بگیرند. bible_en_fa This is the bread which cometh down from heaven, that a man may eat thereof, and not die. آنگاه عیسی گفت: «اندک زمانی دیگر با شما هستم، بعد نزدفرستنده خود می‌روم. bible_en_fa I am the living bread which came down from heaven: if any man eat of this bread, he shall live for ever: and the bread that I will give is my flesh, which I will give for the life of the world. و مرا طلب خواهید کردو نخواهید یافت و آنجایی که من هستم شمانمی توانید آمد.» bible_en_fa The Jews therefore strove among themselves, saying, How can this man give us his flesh to eat? پس یهودیان با یکدیگرگفتند: «او کجا می‌خواهد برود که ما او رانمی یابیم؟ آیا اراده دارد به سوی پراکندگان یونانیان رود و یونانیان را تعلیم دهد؟ bible_en_fa Then Jesus said unto them, Verily, verily, I say unto you, Except ye eat the flesh of the Son of man, and drink his blood, ye have no life in you. این چه کلامی است که گفت مرا طلب خواهید کرد ونخواهید یافت و جایی که من هستم شمانمی توانید آمد؟» bible_en_fa Whoso eateth my flesh, and drinketh my blood, hath eternal life; and I will raise him up at the last day. و در روز آخر که روز بزرگ عید بود، عیسی ایستاده، ندا کرد و گفت: «هر‌که تشنه باشدنزد من آید و بنوشد. bible_en_fa For my flesh is meat indeed, and my blood is drink indeed. کسی‌که به من ایمان آورد، چنانکه کتاب می‌گوید، از بطن او نهرهای آب زنده جاری خواهد شد.» bible_en_fa He that eateth my flesh, and drinketh my blood, dwelleth in me, and I in him. اما این را گفت درباره روح که هر‌که به او ایمان آرد او را خواهدیافت زیرا که روح‌القدس هنوز عطا نشده بود، چونکه عیسی تا به حال جلال نیافته بود. bible_en_fa As the living Father hath sent me, and I live by the Father: so he that eateth me, even he shall live by me. آنگاه بسیاری از آن گروه، چون این کلام راشنیدند، گفتند: «در حقیقت این شخص همان نبی است.» bible_en_fa This is that bread which came down from heaven: not as your fathers did eat manna, and are dead: he that eateth of this bread shall live for ever. و بعضی گفتند: «او مسیح است.» وبعضی گفتند: «مگر مسیح از جلیل خواهد آمد؟ bible_en_fa These things said he in the synagogue, as he taught in Capernaum. آیا کتاب نگفته است که از نسل داود و ازبیت لحم، دهی که داود در آن بود، مسیح ظاهر خواهد شد؟» bible_en_fa Many therefore of his disciples, when they had heard this, said, This is an hard saying; who can hear it? پس درباره او در میان مردم اختلاف افتاد. bible_en_fa When Jesus knew in himself that his disciples murmured at it, he said unto them, Doth this offend you? و بعضی از ایشان خواستند او رابگیرند و لکن هیچ‌کس بر او دست نینداخت. bible_en_fa What and if ye shall see the Son of man ascend up where he was before? پس خادمان نزد روسای کهنه و فریسیان آمدند. آنها بدیشان گفتند: «برای چه او رانیاوردید؟» bible_en_fa It is the spirit that quickeneth; the flesh profiteth nothing: the words that I speak unto you, they are spirit, and they are life. خادمان در جواب گفتند: «هرگزکسی مثل این شخص سخن نگفته است!» bible_en_fa But there are some of you that believe not. For Jesus knew from the beginning who they were that believed not, and who should betray him. آنگاه فریسیان در جواب ایشان گفتند: «آیاشما نیز گمراه شده‌اید؟ bible_en_fa And he said, Therefore said I unto you, that no man can come unto me, except it were given unto him of my Father. مگر کسی از سرداران یا از فریسیان به او ایمان آورده است؟ bible_en_fa From that time many of his disciples went back, and walked no more with him. ولیکن این گروه که شریعت را نمی دانند، ملعون می‌باشند.» bible_en_fa Then said Jesus unto the twelve, Will ye also go away? نیقودیموس، آنکه در شب نزد اوآمده و یکی از ایشان بود بدیشان گفت: bible_en_fa Then Simon Peter answered him, Lord, to whom shall we go? thou hast the words of eternal life. «آیاشریعت ما بر کسی فتوی می‌دهد، جز آنکه اول سخن او را بشنوند و کار او را دریافت کنند؟»ایشان در جواب وی گفتند: «مگر تو نیزجلیلی هستی؟ تفحص کن و ببین زیرا که هیچ نبی از جلیل برنخاسته است.» پس هر یک به خانه خود رفتند. bible_en_fa And we believe and are sure that thou art that Christ, the Son of the living God. ایشان در جواب وی گفتند: «مگر تو نیزجلیلی هستی؟ تفحص کن و ببین زیرا که هیچ نبی از جلیل برنخاسته است.» پس هر یک به خانه خود رفتند. bible_en_fa Jesus answered them, Have not I chosen you twelve, and one of you is a devil? اما عیسی به کوه زیتون رفت. bible_en_fa He spake of Judas Iscariot the son of Simon: for he it was that should betray him, being one of the twelve. و بامدادان باز به هیکل آمد و چون جمیع قوم نزد اوآمدند نشسته، ایشان را تعلیم می‌داد. bible_en_fa After these things Jesus walked in Galilee: for he would not walk in Jewry, because the Jews sought to kill him. که ناگاه کاتبان و فریسیان زنی را که در زنا گرفته شده بود، پیش او آوردند و او را در میان برپا داشته، bible_en_fa Now the Jews' feast of tabernacles was at hand. بدوگفتند: «ای استاد، این زن در عین عمل زنا گرفته شد؛ bible_en_fa His brethren therefore said unto him, Depart hence, and go into Judaea, that thy disciples also may see the works that thou doest. و موسی در تورات به ما حکم کرده است که چنین زنان سنگسار شوند. اما تو چه می‌گویی؟» bible_en_fa For there is no man that doeth any thing in secret, and he himself seeketh to be known openly. If thou do these things, shew thyself to the world. و این را از روی امتحان بدو گفتند تا ادعایی بر او پیدا کنند. اما عیسی سر به زیرافکنده، به انگشت خود بر روی زمین می‌نوشت. bible_en_fa For neither did his brethren believe in him. و چون در سوال کردن الحاح می‌نمودند، راست شده، بدیشان گفت: «هر‌که از شما گناه ندارد اول بر او سنگ اندازد.» bible_en_fa Then Jesus said unto them, My time is not yet come: but your time is alway ready. و باز سر به زیر افکنده، برزمین می‌نوشت. bible_en_fa The world cannot hate you; but me it hateth, because I testify of it, that the works thereof are evil. پس چون شنیدند، از ضمیرخود ملزم شده، از مشایخ شروع کرده تا به آخر، یک یک بیرون رفتند و عیسی تنها باقی ماند با آن زن که در میان ایستاده بود. bible_en_fa Go ye up unto this feast: I go not up yet unto this feast; for my time is not yet full come. پس عیسی چون راست شد و غیر از زن کسی را ندید، بدو گفت: «ای زن آن مدعیان تو کجا شدند؟ آیا هیچ‌کس برتو فتوا نداد؟» bible_en_fa When he had said these words unto them, he abode still in Galilee. گفت: «هیچ‌کس‌ای آقا.» عیسی گفت: «من هم بر تو فتوا نمی دهم. برو دیگر گناه مکن.» bible_en_fa But when his brethren were gone up, then went he also up unto the feast, not openly, but as it were in secret. پس عیسی باز بدیشان خطاب کرده، گفت: «من نور عالم هستم. کسی‌که مرا متابعت کند، درظلمت سالک نشود بلکه نور حیات را یابد.» bible_en_fa Then the Jews sought him at the feast, and said, Where is he? آنگاه فریسیان بدو گفتند: «تو بر خود شهادت می‌دهی، پس شهادت تو راست نیست.» bible_en_fa And there was much murmuring among the people concerning him: for some said, He is a good man: others said, Nay; but he deceiveth the people. عیسی در جواب ایشان گفت: «هرچند من برخود شهادت می‌دهم، شهادت من راست است زیرا که می‌دانم از کجا آمده‌ام و به کجا خواهم رفت، لیکن شما نمی دانید از کجا آمده‌ام و به کجامی روم. bible_en_fa Howbeit no man spake openly of him for fear of the Jews. شما بحسب جسم حکم می‌کنید امامن بر هیچ‌کس حکم نمی کنم. bible_en_fa Now about the midst of the feast Jesus went up into the temple, and taught. و اگر من حکم دهم، حکم من راست است، از آنرو که تنها نیستم بلکه من و پدری که مرا فرستاد. bible_en_fa And the Jews marvelled, saying, How knoweth this man letters, having never learned? و نیز درشریعت شما مکتوب است که شهادت دو کس حق است. bible_en_fa Jesus answered them, and said, My doctrine is not mine, but his that sent me. من بر خود شهادت می‌دهم و پدری که مرا فرستاد نیز برای من شهادت می‌دهد.» bible_en_fa If any man will do his will, he shall know of the doctrine, whether it be of God, or whether I speak of myself. بدو گفتند: «پدر تو کجا است؟» عیسی جواب داد که «نه مرا می‌شناسید و نه پدر مرا. هرگاه مرامی شناختید پدر مرا نیز می‌شناختید.» bible_en_fa He that speaketh of himself seeketh his own glory: but he that seeketh his glory that sent him, the same is true, and no unrighteousness is in him. و این کلام را عیسی در بیت‌المال گفت، وقتی که درهیکل تعلیم می‌داد و هیچ‌کس او را نگرفت بجهت آنکه ساعت او هنوز نرسیده بود. bible_en_fa Did not Moses give you the law, and yet none of you keepeth the law? Why go ye about to kill me? باز عیسی بدیشان گفت: «من می‌روم و مراطلب خواهید کرد و در گناهان خود خواهید مردو جایی که من می‌روم شما نمی توانید آمد.» bible_en_fa The people answered and said, Thou hast a devil: who goeth about to kill thee? یهودیان گفتند: «آیا اراده قتل خود دارد که می‌گوید به‌جایی خواهم رفت که شما نمی توانیدآمد؟» bible_en_fa Jesus answered and said unto them, I have done one work, and ye all marvel. ایشان را گفت: «شما از پایین می‌باشیداما من از بالا. شما از این جهان هستید، لیکن من ازاین جهان نیستم. bible_en_fa Moses therefore gave unto you circumcision; (not because it is of Moses, but of the fathers;) and ye on the sabbath day circumcise a man. از این جهت به شما گفتم که در گناهان خود خواهید مرد، زیرا اگر باور نکنیدکه من هستم در گناهان خود خواهید مرد.» bible_en_fa If a man on the sabbath day receive circumcision, that the law of Moses should not be broken; are ye angry at me, because I have made a man every whit whole on the sabbath day? بدوگفتند: «تو کیستی؟» عیسی بدیشان گفت: «همانم که از اول نیز به شما گفتم. bible_en_fa Judge not according to the appearance, but judge righteous judgment. من چیزهای بسیاردارم که درباره شما بگویم و حکم کنم؛ لکن آنکه مرا فرستاد حق است و من آنچه از او شنیده‌ام به جهان می‌گویم.» bible_en_fa Then said some of them of Jerusalem, Is not this he, whom they seek to kill? ایشان نفهمیدند که بدیشان درباره پدر سخن می‌گوید. bible_en_fa But, lo, he speaketh boldly, and they say nothing unto him. Do the rulers know indeed that this is the very Christ? عیسی بدیشان گفت: «وقتی که پسر انسان را بلند کردید، آن وقت خواهید دانست که من هستم و از خود کاری نمی کنم بلکه به آنچه پدرم مرا تعلیم داد تکلم می‌کنم. bible_en_fa Howbeit we know this man whence he is: but when Christ cometh, no man knoweth whence he is. و او که مرا فرستاد، با من است و پدر مرا تنها نگذارده است زیرا که من همیشه کارهای پسندیده او را به‌جا می‌آورم.» bible_en_fa Then cried Jesus in the temple as he taught, saying, Ye both know me, and ye know whence I am: and I am not come of myself, but he that sent me is true, whom ye know not. چون این را گفت، بسیاری بدو ایمان آوردند. bible_en_fa But I know him: for I am from him, and he hath sent me. پس عیسی به یهودیانی که بدو ایمان آوردند گفت: «اگر شما در کلام من بمانیدفی الحقیقه شاگرد من خواهید شد، bible_en_fa Then they sought to take him: but no man laid hands on him, because his hour was not yet come. و حق راخواهید شناخت و حق شما را آزاد خواهد کرد.» bible_en_fa And many of the people believed on him, and said, When Christ cometh, will he do more miracles than these which this man hath done? بدو جواب دادند که «اولاد ابراهیم می‌باشیم وهرگز هیچ‌کس را غلام نبوده‌ایم. پس چگونه تومی گویی که آزاد خواهید شد؟» bible_en_fa The Pharisees heard that the people murmured such things concerning him; and the Pharisees and the chief priests sent officers to take him. عیسی درجواب ایشان گفت: «آمین آمین به شما می‌گویم هر‌که گناه می‌کند غلام گناه است. bible_en_fa Then said Jesus unto them, Yet a little while am I with you, and then I go unto him that sent me. و غلام همیشه در خانه نمی ماند، اما پسر همیشه می‌ماند. bible_en_fa Ye shall seek me, and shall not find me: and where I am, thither ye cannot come. پس اگر پسر شما را آزاد کند، در حقیقت آزادخواهید بود. bible_en_fa Then said the Jews among themselves, Whither will he go, that we shall not find him? will he go unto the dispersed among the Gentiles, and teach the Gentiles? می‌دانم که اولاد ابراهیم هستید، لیکن می‌خواهید مرا بکشید زیرا کلام من در شماجای ندارد. bible_en_fa What manner of saying is this that he said, Ye shall seek me, and shall not find me: and where I am, thither ye cannot come? من آنچه نزد پدر خود دیده‌ام می‌گویم و شما آنچه نزد پدر خود دیده ایدمی کنید.» bible_en_fa In the last day, that great day of the feast, Jesus stood and cried, saying, If any man thirst, let him come unto me, and drink. در جواب او گفتند که «پدر ماابراهیم است.» عیسی بدیشان گفت: «اگر اولادابراهیم می‌بودید، اعمال ابراهیم را به‌جامی آوردید. bible_en_fa He that believeth on me, as the scripture hath said, out of his belly shall flow rivers of living water. ولیکن الان می‌خواهید مرا بکشیدو من شخصی هستم که با شما به راستی که از خداشنیده‌ام تکلم می‌کنم. ابراهیم چنین نکرد. bible_en_fa (But this spake he of the Spirit, which they that believe on him should receive: for the Holy Ghost was not yet given; because that Jesus was not yet glorified.) شمااعمال پدر خود را به‌جا می‌آورید.» bible_en_fa Many of the people therefore, when they heard this saying, said, Of a truth this is the Prophet. عیسی به ایشان گفت: «اگر خدا پدر شما می‌بود، مرا دوست می داشتید، زیرا که من از جانب خدا صادر شده وآمده‌ام، زیرا که من از پیش خود نیامده‌ام بلکه اومرا فرستاده است. bible_en_fa Others said, This is the Christ. But some said, Shall Christ come out of Galilee? برای چه سخن مرانمی فهمید؟ از آنجهت که کلام مرا نمی توانیدبشنوید. bible_en_fa Hath not the scripture said, That Christ cometh of the seed of David, and out of the town of Bethlehem, where David was? شما از پدر خود ابلیس می‌باشید وخواهشهای پدر خود را می‌خواهید به عمل آرید. او از اول قاتل بود و در راستی ثابت نمی باشد، از آنجهت که در او راستی نیست. هرگاه به دروغ سخن می‌گوید، از ذات خودمی گوید زیرا دروغگو و پدر دروغگویان است. bible_en_fa So there was a division among the people because of him. و اما من از این سبب که راست می‌گویم، مراباور نمی کنید. bible_en_fa And some of them would have taken him; but no man laid hands on him. کیست از شما که مرا به گناه ملزم سازد؟ پس اگر راست می‌گویم، چرا مرا باورنمی کنید؟ bible_en_fa Then came the officers to the chief priests and Pharisees; and they said unto them, Why have ye not brought him? کسی‌که از خدا است، کلام خدا رامی شنود و از این سبب شما نمی شنوید که از خدانیستید.» bible_en_fa The officers answered, Never man spake like this man. پس یهودیان در جواب او گفتند: «آیا ماخوب نگفتیم که تو سامری هستی و دیو داری؟» bible_en_fa Then answered them the Pharisees, Are ye also deceived? عیسی جواب داد که «من دیو ندارم، لکن پدرخود را حرمت می‌دارم و شما مرا بی‌حرمت می‌سازید. bible_en_fa Have any of the rulers or of the Pharisees believed on him? من جلال خود را طالب نیستم، کسی هست که می‌طلبد و داوری می‌کند. bible_en_fa But this people who knoweth not the law are cursed. آمین آمین به شما می‌گویم، اگر کسی کلام مرا حفظکند، موت را تا به ابد نخواهد دید.» bible_en_fa Nicodemus saith unto them, (he that came to Jesus by night, being one of them,) پس یهودیان بدو گفتند: «الان دانستیم که دیو داری! ابراهیم و انبیا مردند و تو می‌گویی اگر کسی کلام مرا حفظ کند، موت را تا به ابد نخواهد چشید bible_en_fa Doth our law judge any man, before it hear him, and know what he doeth? آیا تو از پدر ما ابراهیم که مرد و انبیایی که مردند بزرگتر هستی؟ خود را که می‌دانی؟» bible_en_fa They answered and said unto him, Art thou also of Galilee? Search, and look: for out of Galilee ariseth no prophet. عیسی در جواب داد: «اگر خود را جلال دهم، جلال من چیزی نباشد. پدر من آن است که مرا جلال می‌بخشد، آنکه شما می‌گویید خدای ما است. bible_en_fa And every man went unto his own house. و او را نمی شناسید، اما من او رامی شناسم و اگر گویم او را نمی شناسم مثل شمادروغگو می‌باشم. لیکن او را می‌شناسم و قول اورا نگاه می‌دارم. bible_en_fa Jesus went unto the mount of Olives. پدر شما ابراهیم شادی کرد براینکه روز مرا ببیند و دید و شادمان گردید.» bible_en_fa And early in the morning he came again into the temple, and all the people came unto him; and he sat down, and taught them. یهودیان بدو گفتند: «هنوز پنجاه سال نداری وابراهیم را دیده‌ای؟» bible_en_fa And the scribes and Pharisees brought unto him a woman taken in adultery; and when they had set her in the midst, عیسی بدیشان گفت: «آمین آمین به شما می‌گویم که پیش از آنکه ابراهیم پیدا شود من هستم.»آنگاه سنگهابرداشتند تا او را سنگسار کنند. اما عیسی خود رامخفی ساخت و از میان گذشته، از هیکل بیرون شد و همچنین برفت. bible_en_fa They say unto him, Master, this woman was taken in adultery, in the very act. آنگاه سنگهابرداشتند تا او را سنگسار کنند. اما عیسی خود رامخفی ساخت و از میان گذشته، از هیکل بیرون شد و همچنین برفت. bible_en_fa Now Moses in the law commanded us, that such should be stoned: but what sayest thou? و وقتی که می‌رفت کوری مادرزاد دید. bible_en_fa This they said, tempting him, that they might have to accuse him. But Jesus stooped down, and with his finger wrote on the ground, as though he heard them not. وشاگردانش از او سوال کرده، گفتند: «ای استاد گناه که کرد، این شخص یا والدین او که کورزاییده شد؟» bible_en_fa So when they continued asking him, he lifted up himself, and said unto them, He that is without sin among you, let him first cast a stone at her. عیسی جواب داد که «گناه نه این شخص کرد و نه پدر و مادرش، بلکه تا اعمال خدادر وی ظاهر شود. bible_en_fa And again he stooped down, and wrote on the ground. مادامی که روز است، مرا بایدبه‌کارهای فرستنده خود مشغول باشم. شب می‌آید که در آن هیچ‌کس نمی تواند کاری کند. bible_en_fa And they which heard it, being convicted by their own conscience, went out one by one, beginning at the eldest, even unto the last: and Jesus was left alone, and the woman standing in the midst. مادامی که در جهان هستم، نور جهانم.» bible_en_fa When Jesus had lifted up himself, and saw none but the woman, he said unto her, Woman, where are those thine accusers? hath no man condemned thee? این راگفت و آب دهان بر زمین انداخته، از آب گل ساخت و گل را به چشمان کور مالید، bible_en_fa She said, No man, Lord. And Jesus said unto her, Neither do I condemn thee: go, and sin no more. و بدوگفت: «برو در حوض سیلوحا (که به‌معنی مرسل است ) بشوی.» پس رفته شست و بینا شده، برگشت. bible_en_fa Then spake Jesus again unto them, saying, I am the light of the world: he that followeth me shall not walk in darkness, but shall have the light of life. پس همسایگان و کسانی که او را پیش از آن در حالت کوری دیده بودند، گفتند: «آیا این آن نیست که می‌نشست و گدایی می‌کرد؟» bible_en_fa The Pharisees therefore said unto him, Thou bearest record of thyself; thy record is not true. بعضی گفتند: «همان است.» و بعضی گفتند: «شباهت بدودارد.» او گفت: «من همانم.» bible_en_fa Jesus answered and said unto them, Though I bear record of myself, yet my record is true: for I know whence I came, and whither I go; but ye cannot tell whence I come, and whither I go. بدو گفتند: «پس چگونه چشمان تو بازگشت؟» bible_en_fa Ye judge after the flesh; I judge no man. او جواب داد: «شخصی که او را عیسی می‌گویند، گل ساخت وبر چشمان من مالیده، به من گفت به حوض سیلوحا برو و بشوی. آنگاه رفتم و شسته بیناگشتم.» bible_en_fa And yet if I judge, my judgment is true: for I am not alone, but I and the Father that sent me. به وی گفتند: «آن شخص کجا است؟» گفت: «نمی دانم.» bible_en_fa It is also written in your law, that the testimony of two men is true. پس او را که پیشتر کور بود، نزد فریسیان آوردند. bible_en_fa I am one that bear witness of myself, and the Father that sent me beareth witness of me. و آن روزی که عیسی گل ساخته، چشمان او را باز کرد روز سبت بود. bible_en_fa Then said they unto him, Where is thy Father? Jesus answered, Ye neither know me, nor my Father: if ye had known me, ye should have known my Father also. آنگاه فریسیان نیز از او سوال کردند که «چگونه بیناشدی؟» بدیشان گفت: «گل به چشمهای من گذارد. پس شستم و بینا شدم.» bible_en_fa These words spake Jesus in the treasury, as he taught in the temple: and no man laid hands on him; for his hour was not yet come. بعضی ازفریسیان گفتند: «آن شخص از جانب خدا نیست، زیرا که سبت را نگاه نمی دارد.» دیگران گفتند: «چگونه شخص گناهکار می‌تواند مثل این معجزات ظاهر سازد.» و در میان ایشان اختلاف افتاد. bible_en_fa Then said Jesus again unto them, I go my way, and ye shall seek me, and shall die in your sins: whither I go, ye cannot come. باز بدان کور گفتند: «تو درباره او چه می‌گویی که چشمان تو را بینا ساخت؟» گفت: «نبی است.» bible_en_fa Then said the Jews, Will he kill himself? because he saith, Whither I go, ye cannot come. لیکن یهودیان سرگذشت او را باور نکردندکه کور بوده و بینا شده است، تا آنکه پدر و مادرآن بینا شده را طلبیدند. bible_en_fa And he said unto them, Ye are from beneath; I am from above: ye are of this world; I am not of this world. و از ایشان سوال کرده، گفتند: «آیا این است پسر شما که می‌گویید کورمتولد شده؟ پس چگونه الحال بینا گشته است؟» bible_en_fa I said therefore unto you, that ye shall die in your sins: for if ye believe not that I am he, ye shall die in your sins. پدر و مادر او در جواب ایشان گفتند: «می‌دانیم که این پسر ما است و کور متولد شده. bible_en_fa Then said they unto him, Who art thou? And Jesus saith unto them, Even the same that I said unto you from the beginning. لیکن الحال چطور می‌بیند، نمی دانیم ونمی دانیم که چشمان او را باز نموده. او بالغ است از وی سوال کنید تا او احوال خود را بیان کند.» bible_en_fa I have many things to say and to judge of you: but he that sent me is true; and I speak to the world those things which I have heard of him. پدر و مادر او چنین گفتند زیرا که از یهودیان می‌ترسیدند، از آنرو که یهودیان با خود عهد کرده بودند که هر‌که اعتراف کند که او مسیح است، ازکنیسه بیرونش کنند. bible_en_fa They understood not that he spake to them of the Father. و از اینجهت والدین اوگفتند: «او بالغ است از خودش بپرسید.» bible_en_fa Then said Jesus unto them, When ye have lifted up the Son of man, then shall ye know that I am he, and that I do nothing of myself; but as my Father hath taught me, I speak these things. پس آن شخص را که کور بود، باز خوانده، بدو گفتند: «خدا را تمجید کن. ما می‌دانیم که این شخص گناهکار است.» bible_en_fa And he that sent me is with me: the Father hath not left me alone; for I do always those things that please him. او جواب داد اگرگناهکار است نمی دانم. یک چیز می‌دانم که کوربودم و الان بینا شده‌ام.» bible_en_fa As he spake these words, many believed on him. باز بدو گفتند: «با توچه کرد و چگونه چشمهای تو را باز کرد؟» bible_en_fa Then said Jesus to those Jews which believed on him, If ye continue in my word, then are ye my disciples indeed; ایشان را جواب داد که «الان به شما گفتم. نشنیدید؟ و برای چه باز می‌خواهید بشنوید؟ آیاشما نیز اراده دارید شاگرد او بشوید؟» bible_en_fa And ye shall know the truth, and the truth shall make you free. پس اورا دشنام داده، گفتند: «تو شاگرد او هستی. ماشاگرد موسی می‌باشیم. bible_en_fa They answered him, We be Abraham's seed, and were never in bondage to any man: how sayest thou, Ye shall be made free? ما می‌دانیم که خدا باموسی تکلم کرد. اما این شخص را نمی دانیم ازکجا است.» bible_en_fa Jesus answered them, Verily, verily, I say unto you, Whosoever committeth sin is the servant of sin. آن مرد جواب داده، بدیشان گفت: «این عجب است که شما نمی دانید از کجا است وحال آنکه چشمهای مرا باز کرد. bible_en_fa And the servant abideth not in the house for ever: but the Son abideth ever. و می‌دانیم که خدا دعای گناهکاران را نمی شنود؛ و لیکن اگرکسی خداپرست باشد و اراده او را به‌جا آرد، او رامی شنود. bible_en_fa If the Son therefore shall make you free, ye shall be free indeed. از ابتدای عالم شنیده نشده است که کسی چشمان کور مادرزاد را باز کرده باشد. bible_en_fa I know that ye are Abraham's seed; but ye seek to kill me, because my word hath no place in you. اگر این شخص از خدا نبودی، هیچ کارنتوانستی کرد.» bible_en_fa I speak that which I have seen with my Father: and ye do that which ye have seen with your father. در جواب وی گفتند: «تو به کلی با گناه متولد شده‌ای. آیا تو ما را تعلیم می‌دهی؟» پس او را بیرون راندند. bible_en_fa They answered and said unto him, Abraham is our father. Jesus saith unto them, If ye were Abraham's children, ye would do the works of Abraham. عیسی چون شنید که او را بیرون کرده‌اند، وی را جسته گفت: «آیا تو به پسر خدا ایمان داری؟» bible_en_fa But now ye seek to kill me, a man that hath told you the truth, which I have heard of God: this did not Abraham. او در جواب گفت: «ای آقا کیست تا به او ایمان آورم؟» bible_en_fa Ye do the deeds of your father. Then said they to him, We be not born of fornication; we have one Father, even God. عیسی بدو گفت: «تو نیز او رادیده‌ای و آنکه با تو تکلم می‌کند همان است.» bible_en_fa Jesus said unto them, If God were your Father, ye would love me: for I proceeded forth and came from God; neither came I of myself, but he sent me. گفت: «ای خداوند ایمان آوردم.» پس او راپرستش نمود. bible_en_fa Why do ye not understand my speech? even because ye cannot hear my word. آنگاه عیسی گفت: «من در این جهان بجهت داوری آمدم تا کوران بینا و بینایان، کور شوند.» bible_en_fa Ye are of your father the devil, and the lusts of your father ye will do. He was a murderer from the beginning, and abode not in the truth, because there is no truth in him. When he speaketh a lie, he speaketh of his own: for he is a liar, and the father of it. بعضی از فریسیان که با او بودند، چون این کلام را شنیدند گفتند: «آیا ما نیز کورهستیم؟»عیسی بدیشان گفت: «اگر کورمی بودید گناهی نمی داشتید و لکن الان می‌گوییدبینا هستیم. پس گناه شما می‌ماند. bible_en_fa And because I tell you the truth, ye believe me not. عیسی بدیشان گفت: «اگر کورمی بودید گناهی نمی داشتید و لکن الان می‌گوییدبینا هستیم. پس گناه شما می‌ماند. bible_en_fa Which of you convinceth me of sin? And if I say the truth, why do ye not believe me? «آمین آمین به شما می‌گویم هر‌که از دربه آغل گوسفند داخل نشود، بلکه از راه دیگر بالا رود، او دزد و راهزن است. bible_en_fa He that is of God heareth God's words: ye therefore hear them not, because ye are not of God. و اما آنکه از در داخل شود، شبان گوسفندان است. bible_en_fa Then answered the Jews, and said unto him, Say we not well that thou art a Samaritan, and hast a devil? دربان بجهت او می‌گشاید و گوسفندان آواز او رامی شنوند و گوسفندان خود را نام بنام می‌خواند وایشان را بیرون می‌برد. bible_en_fa Jesus answered, I have not a devil; but I honour my Father, and ye do dishonour me. و وقتی که گوسفندان خود را بیرون برد، پیش روی ایشان می‌خرامد وگوسفندان از عقب او می‌روند، زیرا که آواز او رامی شناسند. bible_en_fa And I seek not mine own glory: there is one that seeketh and judgeth. لیکن غریب را متابعت نمی کنند، بلکه از او می‌گریزند زیرا که آواز غریبان رانمی شناسند.» bible_en_fa Verily, verily, I say unto you, If a man keep my saying, he shall never see death. و این مثل را عیسی برای ایشان آورد، اماایشان نفهمیدند که چه چیز بدیشان می‌گوید. bible_en_fa Then said the Jews unto him, Now we know that thou hast a devil. Abraham is dead, and the prophets; and thou sayest, If a man keep my saying, he shall never taste of death. آنگاه عیسی بدیشان باز‌گفت: «آمین آمین به شما می‌گویم که من در گوسفندان هستم. bible_en_fa Art thou greater than our father Abraham, which is dead? and the prophets are dead: whom makest thou thyself? جمیع کسانی که پیش از من آمدند، دزد و راهزن هستند، لیکن گوسفندان سخن ایشان را نشنیدند. bible_en_fa Jesus answered, If I honour myself, my honour is nothing: it is my Father that honoureth me; of whom ye say, that he is your God: من درهستم هر‌که از من داخل گردد نجات یابد و بیرون و درون خرامد و علوفه یابد. bible_en_fa Yet ye have not known him; but I know him: and if I should say, I know him not, I shall be a liar like unto you: but I know him, and keep his saying. دزد نمی آید مگرآنکه بدزدد و بکشد و هلاک کند. من آمدم تاایشان حیات یابند و آن را زیادتر حاصل کنند. bible_en_fa Your father Abraham rejoiced to see my day: and he saw it, and was glad. «من شبان نیکو هستم. شبان نیکو جان خودرا در راه گوسفندان می‌نهد. bible_en_fa Then said the Jews unto him, Thou art not yet fifty years old, and hast thou seen Abraham? اما مزدوری که شبان نیست و گوسفندان از آن او نمی باشند، چون بیند که گرگ می‌آید، گوسفندان را گذاشته، فرار می‌کند و گرگ گوسفندان را می‌گیرد وپراکنده می‌سازد. bible_en_fa Jesus said unto them, Verily,verily, I say unto you, Before Abraham was, I am. مزدور می‌گریزد چونکه مزدور است و به فکر گوسفندان نیست. bible_en_fa Then took they up stones to cast at him: but Jesus hid himself, and went out of the temple, going through the midst of them, and so passed by. من شبان نیکو هستم و خاصان خود را می‌شناسم وخاصان من مرا می‌شناسند. bible_en_fa And as Jesus passed by, he saw a man which was blind from his birth. چنانکه پدر مرامی شناسد و من پدر را می‌شناسم و جان خود رادر راه گوسفندان می‌نهم. bible_en_fa And his disciples asked him, saying, Master, who did sin, this man, or his parents, that he was born blind? و مرا گوسفندان دیگر هست که از این آغل نیستند. باید آنها را نیزبیاورم و آواز مرا خواهند شنید و یک گله و یک شبان خواهند شد. bible_en_fa Jesus answered, Neither hath this man sinned, nor his parents: but that the works of God should be made manifest in him. و از این سبب پدر مرادوست می‌دارد که من جان خود را می‌نهم تا آن راباز گیرم. bible_en_fa I must work the works of him that sent me, while it is day: the night cometh, when no man can work. کسی آن را از من نمی گیرد، بلکه من خود آن را می‌نهم. قدرت دارم که آن را بنهم وقدرت دارم آن را باز گیرم. این حکم را از پدرخود یافتم.» bible_en_fa As long as I am in the world, I am the light of the world. باز به‌سبب این کلام، در میان یهودیان اختلاف افتاد. bible_en_fa When he had thus spoken, he spat on the ground, and made clay of the spittle, and he anointed the eyes of the blind man with the clay, بسیاری از ایشان گفتند که «دیودارد و دیوانه است. برای چه بدو گوش می‌دهید؟» bible_en_fa And said unto him, Go, wash in the pool of Siloam, (which is by interpretation, Sent.) He went his way therefore, and washed, and came seeing. دیگران گفتند که «این سخنان دیوانه نیست. آیا دیو می‌تواند چشم کوران را بازکند؟» bible_en_fa The neighbours therefore, and they which before had seen him that he was blind, said, Is not this he that sat and begged? پس در اورشلیم، عید تجدید شد و زمستان بود. bible_en_fa Some said, This is he: others said, He is like him: but he said, I am he. و عیسی در هیکل، در رواق سلیمان می‌خرامید. bible_en_fa Therefore said they unto him, How were thine eyes opened? پس یهودیان دور او را گرفته، بدوگفتند: «تا کی ما را متردد داری؟ اگر تو مسیح هستی، آشکارا به ما بگو. bible_en_fa He answered and said, A man that is called Jesus made clay, and anointed mine eyes, and said unto me, Go to the pool of Siloam, and wash: and I went and washed, and I received sight. عیسی بدیشان جواب داد: «من به شما گفتم و ایمان نیاوردید. اعمالی را که به اسم پدر خود به‌جا می‌آورم، آنهابرای من شهادت می‌دهد. bible_en_fa Then said they unto him, Where is he? He said, I know not. لیکن شما ایمان نمی آورید زیرا از گوسفندان من نیستید، چنانکه به شما گفتم. bible_en_fa They brought to the Pharisees him that aforetime was blind. گوسفندان من آواز مرا می‌شنوندو من آنها را می‌شناسم و مرا متابعت می‌کنند. bible_en_fa And it was the sabbath day when Jesus made the clay, and opened his eyes. ومن به آنها حیات جاودانی می‌دهم و تا به ابد هلاک نخواهند شد و هیچ‌کس آنها را از دست من نخواهد گرفت. bible_en_fa Then again the Pharisees also asked him how he had received his sight. He said unto them, He put clay upon mine eyes, and I washed, and do see. پدری که به من داد از همه بزرگتر است و کسی نمی تواند از دست پدر من بگیرد. bible_en_fa Therefore said some of the Pharisees, This man is not of God, because he keepeth not the sabbath day. Others said, How can a man that is a sinner do such miracles? And there was a division among them. من و پدر یک هستیم.» bible_en_fa They say unto the blind man again, What sayest thou of him, that he hath opened thine eyes? He said, He is a prophet. آنگاه یهودیان باز سنگها برداشتند تا او راسنگسار کنند. bible_en_fa But the Jews did not believe concerning him, that he had been blind, and received his sight, until they called the parents of him that had received his sight. عیسی بدیشان جواب داد: «ازجانب پدر خود بسیار کارهای نیک به شما نمودم. به‌سبب کدام‌یک از آنها مرا سنگسار می‌کنید؟» bible_en_fa And they asked them, saying, Is this your son, who ye say was born blind? how then doth he now see? یهودیان در جواب گفتند: «به‌سبب عمل نیک، تو را سنگسار نمی کنیم، بلکه به‌سبب کفر، زیرا توانسان هستی و خود را خدا می‌خوانی.» bible_en_fa His parents answered them and said, We know that this is our son, and that he was born blind: عیسی در جواب ایشان گفت: «آیا در تورات شما نوشته نشده است که من گفتم شما خدایان هستید؟ bible_en_fa But by what means he now seeth, we know not; or who hath opened his eyes, we know not: he is of age; ask him: he shall speak for himself. پس اگر آنانی را که کلام خدا بدیشان نازل شد، خدایان خواند و ممکن نیست که کتاب محو گردد، bible_en_fa These words spake his parents, because they feared the Jews: for the Jews had agreed already, that if any man did confess that he was Christ, he should be put out of the synagogue. آیا کسی را که پدر تقدیس کرده، به جهان فرستاد، بدو می‌گویید کفر می‌گویی، از آن سبب که گفتم پسر خدا هستم؟ bible_en_fa Therefore said his parents, He is of age; ask him. اگر اعمال پدرخود را به‌جا نمی آورم، به من ایمان میاورید. bible_en_fa Then again called they the man that was blind, and said unto him, Give God the praise: we know that this man is a sinner. ولکن چنانچه به‌جا می‌آورم، هرگاه به من ایمان نمی آورید، به اعمال ایمان آورید تا بدانید و یقین کنید که پدر در من است و من در او.» bible_en_fa He answered and said, Whether he be a sinner or no, I know not: one thing I know, that, whereas I was blind, now I see. پس دیگرباره خواستند او را بگیرند، اما از دستهای ایشان بیرون رفت. bible_en_fa Then said they to him again, What did he to thee? how opened he thine eyes? و باز به آن طرف اردن، جایی که اول یحیی تعمید می‌داد، رفت و در آنجا توقف نمود. bible_en_fa He answered them, I have told you already, and ye did not hear: wherefore would ye hear it again? will ye also be his disciples? وبسیاری نزد او آمده، گفتند که یحیی هیچ معجزه ننمود و لکن هر‌چه یحیی درباره این شخص گفت راست است.پس بسیاری در آنجا به او ایمان آوردند. bible_en_fa Then they reviled him, and said, Thou art his disciple; but we are Moses' disciples. پس بسیاری در آنجا به او ایمان آوردند. bible_en_fa We know that God spake unto Moses: as for this fellow, we know not from whence he is. و شخصی ایلعازر نام، بیمار بود، از اهل بیت عنیا که ده مریم و خواهرش مرتابود. bible_en_fa The man answered and said unto them, Why herein is a marvellous thing, that ye know not from whence he is, and yet he hath opened mine eyes. و مریم آن است که خداوند را به عطر، تدهین ساخت و پایهای او را به موی خودخشکانید که برادرش ایلعازر بیمار بود. bible_en_fa Now we know that God heareth not sinners: but if any man be a worshipper of God, and doeth his will, him he heareth. پس خواهرانش نزد او فرستاده، گفتند: «ای آقا، اینک آن که او را دوست می‌داری مریض است.» bible_en_fa Since the world began was it not heard that any man opened the eyes of one that was born blind. چون عیسی این را شنید گفت: «این مرض تا به موت نیست بلکه برای جلال خدا تا پسر خدا از آن جلال یابد.» bible_en_fa If this man were not of God, he could do nothing. و عیسی مرتا و خواهرش و ایلعازررا محبت می‌نمود. bible_en_fa They answered and said unto him, Thou wast altogether born in sins, and dost thou teach us? And they cast him out. پس چون شنید که بیمار است در جایی که بود دو روز توقف نمود. bible_en_fa Jesus heard that they had cast him out; and when he had found him, he said unto him, Dost thou believe on the Son of God? و بعد از آن به شاگردان خود گفت: «باز به یهودیه برویم.» bible_en_fa He answered and said, Who is he, Lord, that I might believe on him? شاگردان او راگفتند: «ای معلم، الان یهودیان می‌خواستند تو راسنگسار کنند؛ و آیا باز می‌خواهی بدانجابروی؟» bible_en_fa And Jesus said unto him, Thou hast both seen him, and it is he that talketh with thee. عیسی جواب داد: «آیا ساعتهای روزدوازده نیست؟ اگر کسی در روز راه رود لغزش نمی خورد زیرا که نور این جهان را می‌بیند. bible_en_fa And he said, Lord, I believe. And he worshipped him. ولیکن اگر کسی در شب راه رود لغزش خورد زیراکه نور در او نیست.» bible_en_fa And Jesus said, For judgment I am come into this world, that they which see not might see; and that they which see might be made blind. این را گفت و بعد از آن به ایشان فرمود: «دوست ما ایلعازر در خواب است. اما می‌روم تا او را بیدار کنم.» bible_en_fa And some of the Pharisees which were with him heard these words, and said unto him, Are we blind also? شاگردان اوگفتند: «ای آقا اگر خوابیده است، شفا خواهدیافت.» bible_en_fa Jesus said unto them, If ye were blind, ye should have no sin: but now ye say, We see; therefore your sin remaineth. اما عیسی درباره موت او سخن گفت وایشان گمان بردند که از آرامی خواب می‌گوید. bible_en_fa Verily, verily, I say unto you, He that entereth not by the door into the sheepfold, but climbeth up some other way, the same is a thief and a robber. آنگاه عیسی علانیه بدیشان گفت: «ایلعازرمرده است. bible_en_fa But he that entereth in by the door is the shepherd of the sheep. و برای شما خشنود هستم که درآنجا نبودم تا ایمان آرید ولکن نزد او برویم.» bible_en_fa To him the porter openeth; and the sheep hear his voice: and he calleth his own sheep by name, and leadeth them out. پس توما که به‌معنی توام باشد به همشاگردان خود گفت: «ما نیز برویم تا با او بمیریم.» bible_en_fa And when he putteth forth his own sheep, he goeth before them, and the sheep follow him: for they know his voice. پس چون عیسی آمد، یافت که چهار روزاست در قبر می‌باشد. bible_en_fa And a stranger will they not follow, but will flee from him: for they know not the voice of strangers. و بیت عنیا نزدیک اورشلیم بود، قریب به پانزده تیر پرتاب. bible_en_fa This parable spake Jesus unto them: but they understood not what things they were which he spake unto them. وبسیاری از یهود نزد مرتا و مریم آمده بودند تابجهت برادرشان، ایشان را تسلی دهند. bible_en_fa Then said Jesus unto them again, Verily, verily, I say unto you, I am the door of the sheep. وچون مرتا شنید که عیسی می‌آید، او را استقبال کرد. لیکن مریم در خانه نشسته ماند. bible_en_fa All that ever came before me are thieves and robbers: but the sheep did not hear them. پس مرتابه عیسی گفت: «ای آقا اگر در اینجا می‌بودی، برادر من نمی مرد. bible_en_fa I am the door: by me if any man enter in, he shall be saved, and shall go in and out, and find pasture. ولیکن الان نیز می‌دانم که هرچه از خدا طلب کنی، خدا آن را به تو خواهد داد. bible_en_fa The thief cometh not, but for to steal, and to kill, and to destroy: I am come that they might have life, and that they might have it more abundantly. عیسی بدو گفت: «برادر تو خواهد برخاست.» bible_en_fa I am the good shepherd: the good shepherd giveth his life for the sheep. مرتا به وی گفت: «می‌دانم که در قیامت روزبازپسین خواهد برخاست.» bible_en_fa But he that is an hireling, and not the shepherd, whose own the sheep are not, seeth the wolf coming, and leaveth the sheep, and fleeth: and the wolf catcheth them, and scattereth the sheep. عیسی بدو گفت: «من قیامت و حیات هستم. هر‌که به من ایمان آورد، اگر مرده باشد، زنده گردد. bible_en_fa The hireling fleeth, because he is an hireling, and careth not for the sheep. و هر‌که زنده بود و به من ایمان آورد، تا به ابد نخواهد مرد. آیااین را باور می‌کنی؟» bible_en_fa I am the good shepherd, and know my sheep, and am known of mine. او گفت: «بلی‌ای آقا، من ایمان دارم که تویی مسیح پسر خدا که در جهان آینده است.» bible_en_fa As the Father knoweth me, even so know I the Father: and I lay down my life for the sheep. و چون این را گفت، رفت و خواهر خودمریم را در پنهانی خوانده، گفت: «استاد آمده است و تو را می‌خواند.» bible_en_fa And other sheep I have, which are not of this fold: them also I must bring, and they shall hear my voice; and there shall be one fold, and one shepherd. او چون این را بشنید، بزودی برخاسته، نزد او آمد. bible_en_fa Therefore doth my Father love me, because I lay down my life, that I might take it again. و عیسی هنوزوارد ده نشده بود، بلکه در جایی بود که مرتا او راملاقات کرد. bible_en_fa No man taketh it from me, but I lay it down of myself. I have power to lay it down, and I have power to take it again. This commandment have I received of my Father. و یهودیانی که در خانه با او بودندو او را تسلی می‌دادند، چون دیدند که مریم برخاسته، به تعجیل بیرون می‌رود، از عقب اوآمده، گفتند: «به‌سر قبر می‌رود تا در آنجا گریه کند.» bible_en_fa There was a division therefore again among the Jews for these sayings. و مریم چون به‌جایی که عیسی بودرسید، او را دیده، بر قدمهای او افتاد و بدو گفت: «ای آقا اگر در اینجا می‌بودی، برادر من نمی مرد.» bible_en_fa And many of them said, He hath a devil, and is mad; why hear ye him? عیسی چون او را گریان دید و یهودیان را هم که با او آمده بودند گریان یافت، در روح خودبشدت مکدر شده، مضطرب گشت. bible_en_fa Others said, These are not the words of him that hath a devil. Can a devil open the eyes of the blind? و گفت: «او را کجا گذارده‌اید؟» به او گفتند: «ای آقا بیا وببین.» bible_en_fa And it was at Jerusalem the feast of the dedication, and it was winter. عیسی بگریست. bible_en_fa And Jesus walked in the temple in Solomon's porch. آنگاه یهودیان گفتند: «بنگرید چقدر او را دوست می‌داشت!» bible_en_fa Then came the Jews round about him, and said unto him, How long dost thou make us to doubt? If thou be the Christ, tell us plainly. بعضی از ایشان گفتند: «آیا این شخص که چشمان کور را باز کرد، نتوانست امر کند که این مرد نیز نمیرد؟» bible_en_fa Jesus answered them, I told you, and ye believed not: the works that I do in my Father's name, they bear witness of me. پس عیسی باز بشدت در خود مکدر شده، نزد قبر‌آمد و آن غاره‌ای بود، سنگی بر سرش گذارده. bible_en_fa But ye believe not, because ye are not of my sheep, as I said unto you. عیسی گفت: «سنگ را بردارید.» مرتاخواهر میت بدو گفت: «ای آقا الان متعفن شده، زیرا که چهار روز گذشته است.» bible_en_fa My sheep hear my voice, and I know them, and they follow me: عیسی به وی گفت: «آیا به تو نگفتم اگر ایمان بیاوری، جلال خدا را خواهی دید؟» bible_en_fa And I give unto them eternal life; and they shall never perish, neither shall any man pluck them out of my hand. پس سنگ را از جایی که میت گذاشته شده بود برداشتند. عیسی چشمان خود را بالا انداخته، گفت: «ای پدر، تو را شکرمی کنم که سخن مرا شنیدی. bible_en_fa My Father, which gave them me, is greater than all; and no man is able to pluck them out of my Father's hand. و من می‌دانستم که همیشه سخن مرا می‌شنوی؛ و لکن بجهت خاطر این گروه که حاضرند گفتم تا ایمان بیاورندکه تو مرا فرستادی.» bible_en_fa I and my Father are one. چون این را گفت، به آوازبلند ندا کرد: «ای ایلعازر، بیرون بیا.» bible_en_fa Then the Jews took up stones again to stone him. در حال آن مرده دست و پای به کفن بسته بیرون آمد وروی او به‌دستمالی پیچیده بود. عیسی بدیشان گفت: «او را باز کنید و بگذارید برود.» bible_en_fa Jesus answered them, Many good works have I shewed you from my Father; for which of those works do ye stone me? آنگاه بسیاری از یهودیان که با مریم آمده بودند، چون آنچه عیسی کرد دیدند، بدو ایمان آوردند. bible_en_fa The Jews answered him, saying, For a good work we stone thee not; but for blasphemy; and because that thou, being a man, makest thyself God. ولیکن بعضی از ایشان نزد فریسیان رفتند و ایشان را از کارهایی که عیسی کرده بودآگاه ساختند. bible_en_fa Jesus answered them, Is it not written in your law, I said, Ye are gods? پس روسای کهنه و فریسیان شورا نموده، گفتند: «چه کنیم زیرا که این مرد، معجزات بسیارمی نماید؟ bible_en_fa If he called them gods, unto whom the word of God came, and the scripture cannot be broken; اگر او را چنین واگذاریم، همه به اوایمان خواهند‌آورد و رومیان آمده، جا و قوم مارا خواهند گرفت.» bible_en_fa Say ye of him, whom the Father hath sanctified, and sent into the world, Thou blasphemest; because I said, I am the Son of God? یکی از ایشان، قیافا نام که در آن سال رئیس کهنه بود، بدیشان گفت: «شماهیچ نمی دانید bible_en_fa If I do not the works of my Father, believe me not. و فکر نمی کنید که بجهت مامفید است که یک شخص در راه قوم بمیرد وتمامی طائفه هلاک نگردند.» bible_en_fa But if I do, though ye believe not me, believe the works: that ye may know, and believe, that the Father is in me, and I in him. و این را از خودنگفت بلکه چون در آن سال رئیس کهنه بود، نبوت کرد که می‌بایست عیسی در راه آن طایفه بمیرد؛ bible_en_fa Therefore they sought again to take him: but he escaped out of their hand, و نه در راه آن طایفه تنها بلکه تا فرزندان خدا را که متفرقند در یکی جمع کند. bible_en_fa And went away again beyond Jordan into the place where John at first baptized; and there he abode. و از همان روز شورا کردند که او را بکشند. bible_en_fa And many resorted unto him, and said, John did no miracle: but all things that John spake of this man were true. پس بعداز آن عیسی در میان یهود آشکارا راه نمی رفت بلکه از آنجا روانه شد به موضعی نزدیک بیابان به شهری که افرایم نام داشت و با شاگردان خود درآنجا توقف نمود. bible_en_fa And many believed on him there. و چون فصح یهود نزدیک شد، بسیاری ازبلوکات قبل از فصح به اورشلیم آمدند تا خود راطاهر سازند bible_en_fa Now a certain man was sick, named Lazarus, of Bethany, the town of Mary and her sister Martha. و در طلب عیسی می‌بودند و درهیکل ایستاده، به یکدیگر می‌گفتند: « «چه گمان می‌برید؟ آیا برای عید نمی آید؟»اما روسای کهنه و فریسیان حکم کرده بودند که اگر کسی بداند که کجا است اطلاع دهد تا او را گرفتارسازند. bible_en_fa (It was that Mary which anointed the Lord with ointment, and wiped his feet with her hair, whose brother Lazarus was sick.) اما روسای کهنه و فریسیان حکم کرده بودند که اگر کسی بداند که کجا است اطلاع دهد تا او را گرفتارسازند. bible_en_fa Therefore his sisters sent unto him, saying, Lord, behold, he whom thou lovest is sick. پس شش روز قبل از عید فصح، عیسی به بیت عنیا آمد، جایی که ایلعازر مرده را از مردگان برخیزانیده بود. bible_en_fa When Jesus heard that, he said, This sickness is not unto death, but for the glory of God, that the Son of God might be glorified thereby. و برای او در آنجاشام حاضر کردند و مرتا خدمت می‌کرد و ایلعازریکی از مجلسیان با او بود. bible_en_fa Now Jesus loved Martha, and her sister, and Lazarus. آنگاه مریم رطلی ازعطر سنبل خالص گرانبها گرفته، پایهای عیسی راتدهین کرد و پایهای او را از مویهای خودخشکانید، چنانکه خانه از بوی عطر پر شد. bible_en_fa When he had heard therefore that he was sick, he abode two days still in the same place where he was. پس یکی از شاگردان او یعنی یهودای اسخریوطی، پسر شمعون که تسلیم‌کننده وی بود، گفت: bible_en_fa Then after that saith he to his disciples, Let us go into Judaea again. «برای چه این عطر به سیصد دینار فروخته نشدتا به فقرا داده شود؟» bible_en_fa His disciples say unto him, Master, the Jews of late sought to stone thee; and goest thou thither again? و این را نه از آنرو گفت که پروای فقرا می‌داشت، بلکه از آنرو که دزد بود وخریطه در حواله او و از آنچه در آن انداخته می‌شد برمی داشت. bible_en_fa Jesus answered, Are there not twelve hours in the day? If any man walk in the day, he stumbleth not, because he seeth the light of this world. عیسی گفت: «او را واگذارزیرا که بجهت روز تکفین من این را نگاه داشته است. bible_en_fa But if a man walk in the night, he stumbleth, because there is no light in him. زیرا که فقرا همیشه با شما می‌باشند و امامن همه وقت با شما نیستم.» bible_en_fa These things said he: and after that he saith unto them, Our friend Lazarus sleepeth; but I go, that I may awake him out of sleep. پس جمعی کثیر از یهود چون دانستند که عیسی در آنجا است آمدند نه برای عیسی و بس بلکه تا ایلعازر را نیز که از مردگانش برخیزانیده بود ببینند. bible_en_fa Then said his disciples, Lord, if he sleep, he shall do well. آنگاه روسای کهنه شورا کردند که ایلعازر را نیز بکشند. bible_en_fa Howbeit Jesus spake of his death: but they thought that he had spoken of taking of rest in sleep. زیرا که بسیاری از یهودبه‌سبب او می‌رفتند و به عیسی ایمان می‌آوردند. bible_en_fa Then said Jesus unto them plainly, Lazarus is dead. فردای آن روز چون گروه بسیاری که برای عید آمده بودند شنیدند که عیسی به اورشلیم می‌آید، bible_en_fa And I am glad for your sakes that I was not there, to the intent ye may believe; nevertheless let us go unto him. شاخه های نخل را گرفته به استقبال اوبیرون آمدند و ندا می‌کردند هوشیعانا مبارک بادپادشاه اسرائیل که به اسم خداوند می‌آید. bible_en_fa Then said Thomas, which is called Didymus, unto his fellowdisciples, Let us also go, that we may die with him. وعیسی کره الاغی یافته، بر آن سوار شد چنانکه مکتوب است bible_en_fa Then when Jesus came, he found that he had lain in the grave four days already. که «ای دختر صهیون مترس، اینک پادشاه تو سوار بر کره الاغی می‌آید.» bible_en_fa Now Bethany was nigh unto Jerusalem, about fifteen furlongs off: و شاگردانش اولا این چیزها رانفهمیدند، لکن چون عیسی جلال یافت، آنگاه به‌خاطر آوردند که این چیزها درباره او مکتوب است و همچنان با او کرده بودند. bible_en_fa And many of the Jews came to Martha and Mary, to comfort them concerning their brother. و گروهی که با او بودند شهادت دادند که ایلعازر را از قبرخوانده، او را از مردگان برخیزانیده است. bible_en_fa Then Martha, as soon as she heard that Jesus was coming, went and met him: but Mary sat still in the house. وبجهت همین نیز آن گروه او را استقبال کردند، زیرا شنیده بودند که آن معجزه را نموده بود. bible_en_fa Then said Martha unto Jesus, Lord, if thou hadst been here, my brother had not died. پس فریسیان به یکدیگر گفتند: «نمی بینید که هیچ نفع نمی برید؟ اینک تمام عالم از پی او رفته‌اند!» bible_en_fa But I know, that even now, whatsoever thou wilt ask of God, God will give it thee. و از آن کسانی که در عید بجهت عبادت آمده بودند، بعضی یونانی بودند. bible_en_fa Jesus saith unto her, Thy brother shall rise again. ایشان نزدفیلپس که از بیت صیدای جلیل بود آمدند و سوال کرده، گفتند: «ای آقا می‌خواهیم عیسی را ببینیم.» bible_en_fa Martha saith unto him, I know that he shall rise again in the resurrection at the last day. فیلپس آمد و به اندریاس گفت و اندریاس وفیلپس به عیسی گفتند. bible_en_fa Jesus said unto her, I am the resurrection, and the life: he that believeth in me, though he were dead, yet shall he live: عیسی در جواب ایشان گفت: «ساعتی رسیده است که پسر انسان جلال یابد. bible_en_fa And whosoever liveth and believeth in me shall never die. Believest thou this? آمین آمین به شما می‌گویم اگر دانه گندم که در زمین می‌افتد نمیرد، تنها ماند لیکن اگربمیرد ثمر بسیار آورد. bible_en_fa She saith unto him, Yea, Lord: I believe that thou art the Christ, the Son of God, which should come into the world. کسی‌که جان خود رادوست دارد آن را هلاک کند و هر‌که در این جهان جان خود را دشمن دارد تا حیات جاودانی آن رانگاه خواهد داشت. bible_en_fa And when she had so said, she went her way, and called Mary her sister secretly, saying, The Master is come, and calleth for thee. اگر کسی مرا خدمت کند، مرا پیروی بکند و جایی که من می‌باشم آنجاخادم من نیز خواهد بود؛ و هر‌که مرا خدمت کندپدر او را حرمت خواهد داشت. bible_en_fa As soon as she heard that, she arose quickly, and came unto him. الان جان من مضطرب است و چه بگویم؟ ای پدر مرا از این ساعت رستگار کن. لکن بجهت همین امر تا این ساعت رسیده‌ام. bible_en_fa Now Jesus was not yet come into the town, but was in that place where Martha met him. ‌ای پدر اسم خود را جلال بده!» ناگاه صدایی از آسمان در‌رسید که جلال دادم و باز جلال خواهم داد. bible_en_fa The Jews then which were with her in the house, and comforted her, when they saw Mary, that she rose up hastily and went out, followed her, saying, She goeth unto the grave to weep there. پس گروهی که حاضر بودند این را شنیده، گفتند: «رعد شد!» ودیگران گفتند: «فرشته‌ای با او تکلم کرد!» bible_en_fa Then when Mary was come where Jesus was, and saw him, she fell down at his feet, saying unto him, Lord, if thou hadst been here, my brother had not died. عیسی در جواب گفت: «این صدا از برای من نیامد، بلکه بجهت شما. bible_en_fa When Jesus therefore saw her weeping, and the Jews also weeping which came with her, he groaned in the spirit, and was troubled, الحال داوری این جهان است و الان رئیس این جهان بیرون افکنده می‌شود. bible_en_fa And said, Where have ye laid him? They said unto him, Lord, come and see. و من اگر از زمین بلند کرده شوم، همه را به سوی خود خواهم کشید.» bible_en_fa Jesus wept. و این را گفت کنایه از آن قسم موت که می‌بایست بمیرد. bible_en_fa Then said the Jews, Behold how he loved him! پس همه به او جواب دادند: «ما از تورات شنیده‌ایم که مسیح تا به ابد باقی می‌ماند. پس چگونه تو می‌گویی که پسر انسان باید بالا کشیده شود؟ کیست این پسر انسان؟» bible_en_fa And some of them said, Could not this man, which opened the eyes of the blind, have caused that even this man should not have died? آنگاه عیسی بدیشان گفت: «اندک زمانی نور با شماست. پس مادامی که نور با شماست، راه بروید تا ظلمت شما را فرو نگیرد؛ و کسی‌که در تاریکی راه می‌رود نمی داند به کجا می‌رود. bible_en_fa Jesus therefore again groaning in himself cometh to the grave. It was a cave, and a stone lay upon it. مادامی که نوربا شماست به نور ایمان آورید تا پسران نورگردید.» عیسی چون این را بگفت، رفته خود را ازایشان مخفی ساخت. bible_en_fa Jesus said, Take ye away the stone. Martha, the sister of him that was dead, saith unto him, Lord, by this time he stinketh: for he hath been dead four days. و با اینکه پیش روی ایشان چنین معجزات بسیار نموده بود، بدو ایمان نیاوردند. bible_en_fa Jesus saith unto her, Said I not unto thee, that, if thou wouldest believe, thou shouldest see the glory of God? تا کلامی که اشعیا نبی گفت به اتمام رسد: «ای خداوندکیست که خبر ما را باور کرد و بازوی خداوند به که آشکار گردید؟» bible_en_fa Then they took away the stone from the place where the dead was laid. And Jesus lifted up his eyes, and said, Father, I thank thee that thou hast heard me. و از آنجهت نتوانستندایمان آورد، زیرا که اشعیا نیز گفت: bible_en_fa And I knew that thou hearest me always: but because of the people which stand by I said it, that they may believe that thou hast sent me. «چشمان ایشان را کور کرد و دلهای ایشان را سخت ساخت تا به چشمان خود نبینند و به دلهای خود نفهمندو برنگردند تا ایشان را شفا دهم.» bible_en_fa And when he thus had spoken, he cried with a loud voice, Lazarus, come forth. این کلام رااشعیا گفت وقتی که جلال او را دید و درباره اوتکلم کرد. bible_en_fa And he that was dead came forth, bound hand and foot with graveclothes: and his face was bound about with a napkin. Jesus saith unto them, Loose him, and let him go. لکن با وجود این، بسیاری ازسرداران نیز بدو ایمان آوردند، اما به‌سبب فریسیان اقرار نکردند که مبادا از کنیسه بیرون شوند. bible_en_fa Then many of the Jews which came to Mary, and had seen the things which Jesus did, believed on him. زیرا که جلال خلق را بیشتر از جلال خدا دوست می‌داشتند. bible_en_fa But some of them went their ways to the Pharisees, and told them what things Jesus had done. آنگاه عیسی ندا کرده، گفت: «آنکه به من ایمان آورد، نه به من بلکه به آنکه مرا فرستاده است، ایمان آورده است. bible_en_fa Then gathered the chief priests and the Pharisees a council, and said, What do we? for this man doeth many miracles. و کسی‌که مرا دید فرستنده مرا دیده است. bible_en_fa If we let him thus alone, all men will believe on him: and the Romans shall come and take away both our place and nation. من نوری در جهان آمدم تا هر‌که به من ایمان آورد در ظلمت نماند. bible_en_fa And one of them, named Caiaphas, being the high priest that same year, said unto them, Ye know nothing at all, و اگر کسی کلام مرا شنید و ایمان نیاورد، من براو داوری نمی کنم زیرا که نیامده‌ام تا جهان راداوری کنم بلکه تا جهان را نجات‌بخشم. bible_en_fa Nor consider that it is expedient for us, that one man should die for the people, and that the whole nation perish not. هرکه مرا حقیر شمارد و کلام مرا قبول نکند، کسی هست که در حق او داوری کند، همان کلامی که گفتم در روز بازپسین بر او داوری خواهد کرد. bible_en_fa And this spake he not of himself: but being high priest that year, he prophesied that Jesus should die for that nation; زآنرو که من از خود نگفتم، لکن پدری که مرافرستاد، به من فرمان داد که چه بگویم و به چه چیزتکلم کنم.و می‌دانم که فرمان او حیات جاودانی است. پس آنچه من می‌گویم چنانکه پدربمن گفته است، تکلم می‌کنم.» bible_en_fa And not for that nation only, but that also he should gather together in one the children of God that were scattered abroad. و می‌دانم که فرمان او حیات جاودانی است. پس آنچه من می‌گویم چنانکه پدربمن گفته است، تکلم می‌کنم.» bible_en_fa Then from that day forth they took counsel together for to put him to death. و قبل از عید فصح، چون عیسی دانست که ساعت او رسیده است تا از این جهان به‌جانب پدر برود، خاصان خود را که در این جهان محبت می‌نمود، ایشان را تا به آخر محبت نمود. bible_en_fa Jesus therefore walked no more openly among the Jews; but went thence unto a country near to the wilderness, into a city called Ephraim, and there continued with his disciples. و چون شام می‌خوردند و ابلیس پیش ازآن در دل یهودا پسر شمعون اسخریوطی نهاده بود که او را تسلیم کند، bible_en_fa And the Jews' passover was nigh at hand: and many went out of the country up to Jerusalem before the passover, to purify themselves. عیسی با اینکه می‌دانست که پدر همه‌چیز را به‌دست او داده است و از نزد خدا آمده و به‌جانب خدا می‌رود، bible_en_fa Then sought they for Jesus, and spake among themselves, as they stood in the temple, What think ye, that he will not come to the feast? از شام برخاست و جامه خود را بیرون کرد ودستمالی گرفته، به کمر بست. bible_en_fa Now both the chief priests and the Pharisees had given a commandment, that, if any man knew where he were, he should shew it, that they might take him. پس آب در لگن ریخته، شروع کرد به شستن پایهای شاگردان وخشکانیدن آنها با دستمالی که بر کمر داشت. bible_en_fa Then Jesus six days before the passover came to Bethany, where Lazarus was which had been dead, whom he raised from the dead. پس چون به شمعون پطرس رسید، او به وی گفت: «ای آقا تو پایهای مرا می‌شویی؟» bible_en_fa There they made him a supper; and Martha served: but Lazarus was one of them that sat at the table with him. عیسی در جواب وی گفت: «آنچه من می‌کنم الان تونمی دانی، لکن بعد خواهی فهمید.» bible_en_fa Then took Mary a pound of ointment of spikenard, very costly, and anointed the feet of Jesus, and wiped his feet with her hair: and the house was filled with the odour of the ointment. پطرس به اوگفت: «پایهای مرا هرگز نخواهی شست.» عیسی او را جواب داد: «اگر تو را نشویم تو را با من نصیبی نیست.» bible_en_fa Then saith one of his disciples, Judas Iscariot, Simon's son, which should betray him, شمعون پطرس بدو گفت: «ای آقا نه پایهای مرا و بس، بلکه دستها و سر مرا نیز.» bible_en_fa Why was not this ointment sold for three hundred pence, and given to the poor? عیسی بدو گفت: «کسی‌که غسل یافت محتاج نیست مگر به شستن پایها، بلکه تمام او پاک است. و شما پاک هستید لکن نه همه.» bible_en_fa This he said, not that he cared for the poor; but because he was a thief, and had the bag, and bare what was put therein. زیرا که تسلیم‌کننده خود را می‌دانست و از این جهت گفت: «همگی شما پاک نیستید.» bible_en_fa Then said Jesus, Let her alone: against the day of my burying hath she kept this. و چون پایهای ایشان را شست، رخت خودرا گرفته، باز بنشست و بدیشان گفت: «آیافهمیدید آنچه به شما کردم؟ bible_en_fa For the poor always ye have with you; but me ye have not always. شما مرا استاد وآقا می‌خوانید و خوب می‌گویید زیرا که چنین هستم. bible_en_fa Much people of the Jews therefore knew that he was there: and they came not for Jesus' sake only, but that they might see Lazarus also, whom he had raised from the dead. پس اگر من که آقا و معلم هستم، پایهای شما را شستم، بر شما نیز واجب است که پایهای یکدیگر را بشویید. bible_en_fa But the chief priests consulted that they might put Lazarus also to death; زیرا به شما نمونه‌ای دادم تا چنانکه من با شما کردم، شما نیز بکنید. bible_en_fa Because that by reason of him many of the Jews went away, and believed on Jesus. آمین آمین به شما می‌گویم غلام بزرگتر از آقای خودنیست و نه رسول از فرستنده خود. bible_en_fa On the next day much people that were come to the feast, when they heard that Jesus was coming to Jerusalem, هرگاه این را دانستید، خوشابحال شما اگر آن را به عمل آرید. bible_en_fa Took branches of palm trees, and went forth to meet him, and cried, Hosanna: Blessed is the King of Israel that cometh in the name of the Lord. درباره جمیع شما نمی گویم؛ من آنانی راکه برگزیده‌ام می‌شناسم، لیکن تا کتاب تمام شود"آنکه با من نان می‌خورد، پاشنه خود را بر من بلندکرده است." bible_en_fa And Jesus, when he had found a young ass, sat thereon; as it is written, الان قبل از وقوع به شما می‌گویم تا زمانی که واقع شود باور کنید که من هستم. bible_en_fa Fear not, daughter of Sion: behold, thy King cometh, sitting on an ass's colt. آمین آمین به شما می‌گویم هر‌که قبول کندکسی را که می‌فرستم، مرا قبول کرده؛ و آنکه مرا قبول کند، فرستنده مرا قبول کرده باشد.» bible_en_fa These things understood not his disciples at the first: but when Jesus was glorified, then remembered they that these things were written of him, and that they had done these things unto him. چون عیسی این را گفت، در روح مضطرب گشت و شهادت داده، گفت: «آمین آمین به شمامی گویم که یکی از شما مرا تسلیم خواهد کرد.» bible_en_fa The people therefore that was with him when he called Lazarus out of his grave, and raised him from the dead, bare record. پس شاگردان به یکدیگر نگاه می‌کردند وحیران می‌بودند که این را درباره که می‌گوید. bible_en_fa For this cause the people also met him, for that they heard that he had done this miracle. ویکی از شاگردان او بود که به سینه عیسی تکیه می‌زد و عیسی او را محبت می‌نمود؛ bible_en_fa The Pharisees therefore said among themselves, Perceive ye how ye prevail nothing? behold, the world is gone after him. شمعون پطرس بدو اشاره کرد که بپرسد درباره که این راگفت. bible_en_fa And there were certain Greeks among them that came up to worship at the feast: پس او در آغوش عیسی افتاده، بدوگفت: «خداوندا کدام است؟» bible_en_fa The same came therefore to Philip, which was of Bethsaida of Galilee, and desired him, saying, Sir, we would see Jesus. عیسی جواب داد: «آن است که من لقمه را فرو برده، بدومی دهم.» پس لقمه را فرو برده، به یهودای اسخریوطی پسر شمعون داد. bible_en_fa Philip cometh and telleth Andrew: and again Andrew and Philip tell Jesus. بعد از لقمه، شیطان در او داخل گشت. آنگاه عیسی وی راگفت، «آنچه می‌کنی، به زودی بکن.» bible_en_fa And Jesus answered them, saying, The hour is come, that the Son of man should be glorified. اما این سخن را احدی از مجلسیان نفهمید که برای چه بدو گفت. bible_en_fa Verily, verily, I say unto you, Except a corn of wheat fall into the ground and die, it abideth alone: but if it die, it bringeth forth much fruit. زیرا که بعضی گمان بردند که چون خریطه نزد یهودا بود، عیسی وی را فرمود تامایحتاج عید را بخرد یا آنکه چیزی به فقرا بدهد. bible_en_fa He that loveth his life shall lose it; and he that hateth his life in this world shall keep it unto life eternal. پس او لقمه را گرفته، در ساعت بیرون رفت و شب بود. bible_en_fa If any man serve me, let him follow me; and where I am, there shall also my servant be: if any man serve me, him will my Father honour. چون بیرون رفت عیسی گفت: «الان پسر انسان جلال یافت و خدا در او جلال یافت. bible_en_fa Now is my soul troubled; and what shall I say? Father, save me from this hour: but for this cause came I unto this hour. و اگر خدا در او جلال یافت، هرآینه خدا او را در خود جلال خواهد داد و به زودی اورا جلال خواهد داد. bible_en_fa Father, glorify thy name. Then came there a voice from heaven, saying, I have both glorified it, and will glorify it again. ‌ای فرزندان، اندک زمانی دیگر با شما هستم و مرا طلب خواهید کرد؛ وهمچنان‌که به یهود گفتم جایی که می‌روم شمانمی توانید آمد، الان نیز به شما می‌گویم. bible_en_fa The people therefore, that stood by, and heard it, said that it thundered: others said, An angel spake to him. به شما حکمی تازه می‌دهم که یکدیگر را محبت نمایید، چنانکه من شما را محبت نمودم تا شمانیز یکدیگر را محبت نمایید. bible_en_fa Jesus answered and said, This voice came not because of me, but for your sakes. به همین همه خواهند فهمید که شاگرد من هستید اگر محبت یکدیگر را داشته باشید.» bible_en_fa Now is the judgment of this world: now shall the prince of this world be cast out. شمعون پطرس به وی گفت: «ای آقا کجا می‌روی؟» عیسی جواب داد: «جایی که می‌روم، الان نمی توانی از عقب من بیایی و لکن در آخر از عقب من خواهی آمد.» bible_en_fa And I, if I be lifted up from the earth, will draw all men unto me. پطرس بدو گفت: «ای آقا برای چه الان نتوانم از عقب تو بیایم؟ جان خود را در راه تو خواهم نهاد.»عیسی به او جواب داد: «آیا جان خود رادر راه من می‌نهی؟ آمین آمین به تو می‌گویم تا سه مرتبه مرا انکار نکرده باشی، خروس بانگ نخواهد زد. bible_en_fa This he said, signifying what death he should die. عیسی به او جواب داد: «آیا جان خود رادر راه من می‌نهی؟ آمین آمین به تو می‌گویم تا سه مرتبه مرا انکار نکرده باشی، خروس بانگ نخواهد زد. bible_en_fa The people answered him, We have heard out of the law that Christ abideth for ever: and how sayest thou, The Son of man must be lifted up? who is this Son of man? «دل شما مضطرب نشود! به خدا ایمان آورید به من نیز ایمان آورید. bible_en_fa Then Jesus said unto them, Yet a little while is the light with you. Walk while ye have the light, lest darkness come upon you: for he that walketh in darkness knoweth not whither he goeth. در خانه پدر من منزل بسیار است والا به شما می‌گفتم. می‌روم تا برای شما مکانی حاضر کنم، bible_en_fa While ye have light, believe in the light, that ye may be the children of light. These things spake Jesus, and departed, and did hide himself from them. و اگربروم و از برای شما مکانی حاضر کنم، بازمی آیم و شما را برداشته با خود خواهم برد تا جایی که من می‌باشم شما نیز باشید. bible_en_fa But though he had done so many miracles before them, yet they believed not on him: و جایی که من می‌روم می‌دانید و راه را می‌دانید.» bible_en_fa That the saying of Esaias the prophet might be fulfilled, which he spake, Lord, who hath believed our report? and to whom hath the arm of the Lord been revealed? توما بدو گفت: «ای آقا نمی دانیم کجا می‌روی. پس چگونه راه را توانیم دانست؟» bible_en_fa Therefore they could not believe, because that Esaias said again, عیسی بدو گفت: «من راه و راستی و حیات هستم. هیچ‌کس نزد پدر جز به وسیله من نمی آید. bible_en_fa He hath blinded their eyes, and hardened their heart; that they should not see with their eyes, nor understand with their heart, and be converted, and I should heal them. اگر مرا می‌شناختید، پدر مرانیز می‌شناختید و بعد از این او را می‌شناسید و اورا دیده‌اید.» bible_en_fa These things said Esaias, when he saw his glory, and spake of him. فیلپس به وی گفت: «ای آقا پدر رابه ما نشان ده که ما را کافی است.» bible_en_fa Nevertheless among the chief rulers also many believed on him; but because of the Pharisees they did not confess him, lest they should be put out of the synagogue: عیسی بدوگفت: «ای فیلیپس در این مدت با شما بوده‌ام، آیامرا نشناخته‌ای؟ کسی‌که مرا دید، پدر را دیده است. پس چگونه تو می‌گویی پدر را به ما نشان ده؟ bible_en_fa For they loved the praise of men more than the praise of God. آیا باور نمی کنی که من در پدر هستم و پدردر من است؟ سخنهایی که من به شما می‌گویم ازخود نمی گویم، لکن پدری که در من ساکن است، او این اعمال را می‌کند. bible_en_fa Jesus cried and said, He that believeth on me, believeth not on me, but on him that sent me. مرا تصدیق کنید که من در پدر هستم و پدر در من است، والا مرا به‌سبب آن اعمال تصدیق کنید. bible_en_fa And he that seeth me seeth him that sent me. آمین آمین به شمامی گویم هر‌که به من ایمان آرد، کارهایی را که من می‌کنم او نیز خواهد کرد و بزرگتر از اینها نیزخواهد کرد، زیرا که من نزد پدر می‌روم. bible_en_fa I am come a light into the world, that whosoever believeth on me should not abide in darkness. «و هر چیزی را که به اسم من سوال کنید به‌جا خواهم آورد تا پدر در پسر جلال یابد. bible_en_fa And if any man hear my words, and believe not, I judge him not: for I came not to judge the world, but to save the world. اگرچیزی به اسم من طلب کنید من آن را به‌جا خواهم آورد. bible_en_fa He that rejecteth me, and receiveth not my words, hath one that judgeth him: the word that I have spoken, the same shall judge him in the last day. اگر مرا دوست دارید، احکام مرا نگاه دارید. bible_en_fa For I have not spoken of myself; but the Father which sent me, he gave me a commandment, what I should say, and what I should speak. و من از پدر سوال می‌کنم و تسلی دهنده‌ای دیگر به شما عطا خواهد کرد تا همیشه باشما بماند، bible_en_fa And I know that his commandment is life everlasting: whatsoever I speak therefore, even as the Father said unto me, so I speak. یعنی روح راستی که جهان نمی تواند او را قبول کند زیرا که او را نمی بیند و نمی شناسد و اما شما او را می‌شناسید، زیرا که باشما می‌ماند و در شما خواهد بود. bible_en_fa Now before the feast of the passover, when Jesus knew that his hour was come that he should depart out of this world unto the Father, having loved his own which were in the world, he loved them unto the end. «شما را یتیم نمی گذارم نزد شما می‌آیم. bible_en_fa And supper being ended, the devil having now put into the heart of Judas Iscariot, Simon's son, to betray him; بعد از اندک زمانی جهان دیگر مرا نمی بیند واما شما مرا می‌بینید و از این جهت که من زنده‌ام، شما هم خواهید زیست. bible_en_fa Jesus knowing that the Father had given all things into his hands, and that he was come from God, and went to God; و در آن روز شماخواهید دانست که من در پدر هستم و شما در من و من در شما. bible_en_fa He riseth from supper, and laid aside his garments; and took a towel, and girded himself. هر‌که احکام مرا دارد و آنها راحفظ کند، آن است که مرا محبت می‌نماید؛ وآنکه مرا محبت می‌نماید، پدر من او را محبت خواهد نمود و من او را محبت خواهم نمود وخود را به او ظاهر خواهم ساخت.» bible_en_fa After that he poureth water into a bason, and began to wash the disciples' feet, and to wipe them with the towel wherewith he was girded. یهودا، نه آن اسخریوطی، به وی گفت: «ای آقا چگونه می‌خواهی خود را بما بنمایی و نه بر جهان؟» bible_en_fa Then cometh he to Simon Peter: and Peter saith unto him, Lord, dost thou wash my feet? عیسی در جواب او گفت: «اگر کسی مرا محبت نماید، کلام مرا نگاه خواهد داشت و پدرم او رامحبت خواهد نمود و به سوی او آمده، نزد وی مسکن خواهیم گرفت. bible_en_fa Jesus answered and said unto him, What I do thou knowest not now; but thou shalt know hereafter. و آنکه مرا محبت ننماید، کلام مرا حفظ نمی کند؛ و کلامی که می‌شنوید از من نیست بلکه از پدری است که مرافرستاد. bible_en_fa Peter saith unto him, Thou shalt never wash my feet. Jesus answered him, If I wash thee not, thou hast no part with me. این سخنان را به شما گفتم وقتی که باشما بودم. bible_en_fa Simon Peter saith unto him, Lord, not my feet only, but also my hands and my head. لیکن تسلی دهنده یعنی روح‌القدس که پدر او را به اسم من می‌فرستد، اوهمه‌چیز را به شما تعلیم خواهد داد و آنچه به شما گفتم به یاد شما خواهد آورد. bible_en_fa Jesus saith to him, He that is washed needeth not save to wash his feet, but is clean every whit: and ye are clean, but not all. سلامتی برای شما می‌گذارم، سلامتی خود را به شمامی دهم. نه‌چنانکه جهان می‌دهد، من به شمامی دهم. دل شما مضطرب و هراسان نباشد. bible_en_fa For he knew who should betray him; therefore said he, Ye are not all clean. شنیده‌اید که من به شما گفتم می‌روم و نزد شمامی آیم. اگر مرا محبت می‌نمودید، خوشحال می‌گشتید که گفتم نزد پدر می‌روم، زیرا که پدربزرگتر از من است. bible_en_fa So after he had washed their feet, and had taken his garments, and was set down again, he said unto them, Know ye what I have done to you? و الان قبل از وقوع به شما گفتم تا وقتی که واقع گردد ایمان آورید. bible_en_fa Ye call me Master and Lord: and ye say well; for so I am. بعد ازاین بسیار با شما نخواهم گفت، زیرا که رئیس این جهان می‌آید و در من چیزی ندارد.لیکن تاجهان بداند که پدر را محبت می‌نمایم، چنانکه پدر به من حکم کرد همانطور می‌کنم. برخیزید ازاینجا برویم. bible_en_fa If I then, your Lord and Master, have washed your feet; ye also ought to wash one another's feet. لیکن تاجهان بداند که پدر را محبت می‌نمایم، چنانکه پدر به من حکم کرد همانطور می‌کنم. برخیزید ازاینجا برویم. bible_en_fa For I have given you an example, that ye should do as I have done to you. «من تاک حقیقی هستم و پدر من باغبان است. bible_en_fa Verily, verily, I say unto you, The servant is not greater than his lord; neither he that is sent greater than he that sent him. هر شاخه‌ای در من که میوه نیاورد، آن را دور می‌سازد و هر‌چه میوه آرد آن راپاک می‌کند تا بیشتر میوه آورد. bible_en_fa If ye know these things, happy are ye if ye do them. الحال شما به‌سبب کلامی که به شما گفته‌ام پاک هستید. bible_en_fa I speak not of you all: I know whom I have chosen: but that the scripture may be fulfilled, He that eateth bread with me hath lifted up his heel against me. در من بمانید و من در شما. همچنانکه شاخه از خودنمی تواند میوه آورد اگر در تاک نماند، همچنین شما نیز اگر در من نمانید. bible_en_fa Now I tell you before it come, that, when it is come to pass, ye may believe that I am he. من تاک هستم و شماشاخه‌ها. آنکه در من می‌ماند و من در او، میوه بسیار می‌آورد زیرا که جدا از من هیچ نمی توانیدکرد. bible_en_fa Verily, verily, I say unto you, He that receiveth whomsoever I send receiveth me; and he that receiveth me receiveth him that sent me. اگر کسی در من نماند، مثل شاخه بیرون انداخته می‌شود و می‌خشکد و آنها را جمع کرده، در آتش می‌اندازند و سوخته می‌شود. bible_en_fa When Jesus had thus said, he was troubled in spirit, and testified, and said, Verily, verily, I say unto you, that one of you shall betray me. اگر در من بمانید و کلام من در شما بماند، آنچه خواهیدبطلبید که برای شما خواهد شد. bible_en_fa Then the disciples looked one on another, doubting of whom he spake. جلال پدر من آشکارا می‌شود به اینکه میوه بسیار بیاورید وشاگرد من بشوید. bible_en_fa Now there was leaning on Jesus' bosom one of his disciples, whom Jesus loved. همچنان‌که پدر مرا محبت نمود، من نیز شما را محبت نمودم؛ در محبت من بمانید. bible_en_fa Simon Peter therefore beckoned to him, that he should ask who it should be of whom he spake. اگر احکام مرا نگاه دارید، در محبت من خواهید ماند، چنانکه من احکام پدر خود را نگاه داشته‌ام و در محبت او می‌مانم. bible_en_fa He then lying on Jesus' breast saith unto him, Lord, who is it? این را به شماگفتم تا خوشی من در شما باشد و شادی شماکامل گردد. bible_en_fa Jesus answered, He it is, to whom I shall give a sop, when I have dipped it. And when he had dipped the sop, he gave it to Judas Iscariot, the son of Simon. «این است حکم من که یکدیگر را محبت نمایید، همچنان‌که شما را محبت نمودم. bible_en_fa And after the sop Satan entered into him. Then said Jesus unto him, That thou doest, do quickly. کسی محبت بزرگتر از این ندارد که جان خودرا بجهت دوستان خود بدهد. bible_en_fa Now no man at the table knew for what intent he spake this unto him. شما دوست من هستید اگر آنچه به شما حکم می‌کنم به‌جا آرید. bible_en_fa For some of them thought, because Judas had the bag, that Jesus had said unto him, Buy those things that we have need of against the feast; or, that he should give something to the poor. دیگر شما را بنده نمی خوانم زیرا که بنده آنچه آقایش می‌کند نمی داند؛ لکن شما را دوست خوانده‌ام زیرا که هرچه از پدر شنیده‌ام به شمابیان کردم. bible_en_fa He then having received the sop went immediately out: and it was night. شما مرا برنگزیدید، بلکه من شما رابرگزیدم و شما را مقرر کردم تا شما بروید و میوه آورید و میوه شما بماند تا هر‌چه از پدر به اسم من طلب کنید به شما عطا کند. bible_en_fa Therefore, when he was gone out, Jesus said, Now is the Son of man glorified, and God is glorified in him. به این چیزها شما را حکم می‌کنم تایکدیگر را محبت نمایید. bible_en_fa If God be glorified in him, God shall also glorify him in himself, and shall straightway glorify him. «اگر جهان شما رادشمن دارد، بدانید که پیشتر از شما مرا دشمن داشته است. bible_en_fa Little children, yet a little while I am with you. Ye shall seek me: and as I said unto the Jews, Whither I go, ye cannot come; so now I say to you. اگر از جهان می‌بودید، جهان خاصان خود را دوست می‌داشت. لکن چونکه ازجهان نیستید بلکه من شما را از جهان برگزیده‌ام، از این سبب جهان با شما دشمنی می‌کند. bible_en_fa A new commandment I give unto you, That ye love one another; as I have loved you, that ye also love one another. به‌خاطر آرید کلامی را که به شما گفتم: غلام بزرگتراز آقای خود نیست. اگر مرا زحمت دادند، شما رانیز زحمت خواهند داد، اگر کلام مرا نگاه داشتند، کلام شما را هم نگاه خواهند داشت. bible_en_fa By this shall all men know that ye are my disciples, if ye have love one to another. لکن بجهت اسم من جمیع این کارها را به شما خواهندکرد زیرا که فرستنده مرا نمی شناسند. bible_en_fa Simon Peter said unto him, Lord, whither goest thou? Jesus answered him, Whither I go, thou canst not follow me now; but thou shalt follow me afterwards. اگرنیامده بودم و به ایشان تکلم نکرده، گناه نمی داشتند؛ و اما الان عذری برای گناه خودندارند. bible_en_fa Peter said unto him, Lord, why cannot I follow thee now? I will lay down my life for thy sake. هر‌که مرا دشمن دارد پدر مرا نیز دشمن دارد. bible_en_fa Jesus answered him, Wilt thou lay down thy life for my sake? Verily, verily, I say unto thee, The cock shall not crow, till thou hast denied me thrice. و اگر در میان ایشان کارهایی نکرده بودم که غیر از من کسی هرگز نکرده بود، گناه نمی داشتند. ولیکن اکنون دیدند و دشمن داشتند مرا و پدر مرا نیز. bible_en_fa Let not your heart be troubled: ye believe in God, believe also in me. بلکه تا تمام شودکلامی که در شریعت ایشان مکتوب است که "مرابی سبب دشمن داشتند." bible_en_fa In my Father's house are many mansions: if it were not so, I would have told you. I go to prepare a place for you. لیکن چون تسلی دهنده که او را از جانب پدر نزد شما می‌فرستم آید، یعنی روح راستی که از پدر صادر می‌گردد، او بر من شهادت خواهد داد.و شما نیزشهادت خواهید داد زیرا که از ابتدا با من بوده‌اید. bible_en_fa And if I go and prepare a place for you, I will come again, and receive you unto myself; that where I am, there ye may be also. و شما نیزشهادت خواهید داد زیرا که از ابتدا با من بوده‌اید. bible_en_fa And whither I go ye know, and the way ye know. این را به شما گفتم تا لغزش نخورید. bible_en_fa Thomas saith unto him, Lord, we know not whither thou goest; and how can we know the way? شما را از کنایس بیرون خواهندنمود؛ بلکه ساعتی می‌آید که هر‌که شما را بکشد، گمان برد که خدا را خدمت می‌کند. bible_en_fa Jesus saith unto him, I am the way, the truth, and the life: no man cometh unto the Father, but by me. و این کارهارا با شما خواهند کرد، بجهت آنکه نه پدر راشناخته‌اند و نه مرا. bible_en_fa If ye had known me, ye should have known my Father also: and from henceforth ye know him, and have seen him. لیکن این را به شما گفتم تاوقتی که ساعت آید به‌خاطر آورید که من به شماگفتم. و این را از اول به شما نگفتم، زیرا که با شمابودم. bible_en_fa Philip saith unto him, Lord, shew us the Father, and it sufficeth us. «اما الان نزد فرستنده خود می‌روم و کسی ازشما از من نمی پرسد به کجا می‌روی. bible_en_fa Jesus saith unto him, Have I been so long time with you, and yet hast thou not known me, Philip? he that hath seen me hath seen the Father; and how sayest thou then, Shew us the Father? ولیکن چون این را به شما گفتم، دل شما از غم پر شده است. bible_en_fa Believest thou not that I am in the Father, and the Father in me? the words that I speak unto you I speak not of myself: but the Father that dwelleth in me, he doeth the works. و من به شما راست می‌گویم که رفتن من برای شما مفید است، زیرا اگر نروم تسلی دهنده نزد شما نخواهد آمد. اما اگر بروم او را نزد شمامی فرستم. bible_en_fa Believe me that I am in the Father, and the Father in me: or else believe me for the very works' sake. و چون او آید، جهان را بر گناه وعدالت و داوری ملزم خواهد نمود. bible_en_fa Verily, verily, I say unto you, He that believeth on me, the works that I do shall he do also; and greater works than these shall he do; because I go unto my Father. اما بر گناه، زیرا که به من ایمان نمی آورند. bible_en_fa And whatsoever ye shall ask in my name, that will I do, that the Father may be glorified in the Son. و اما بر عدالت، از آن سبب که نزد پدر خود می‌روم و دیگر مرانخواهید دید. bible_en_fa If ye shall ask any thing in my name, I will do it. و اما بر داوری، از آنرو که بررئیس این جهان حکم شده است. bible_en_fa If ye love me, keep my commandments. «و بسیار چیزهای دیگر نیز دارم به شمابگویم، لکن الان طاقت تحمل آنها را ندارید. bible_en_fa And I will pray the Father, and he shall give you another Comforter, that he may abide with you for ever; ولیکن چون او یعنی روح راستی آید، شما را به جمیع راستی هدایت خواهد کرد زیرا که از خودتکلم نمی کند بلکه به آنچه شنیده است سخن خواهد گفت و از امور آینده به شما خبر‌خواهدداد. bible_en_fa Even the Spirit of truth; whom the world cannot receive, because it seeth him not, neither knoweth him: but ye know him; for he dwelleth with you, and shall be in you. او مرا جلال خواهد داد زیرا که از آنچه آن من است خواهد گرفت و به شما خبر‌خواهد داد. bible_en_fa I will not leave you comfortless: I will come to you. هر‌چه از آن پدر است، از آن من است. از این جهت گفتم که از آنچه آن من است، می‌گیرد و به شما خبر‌خواهد داد. bible_en_fa Yet a little while, and the world seeth me no more; but ye see me: because I live, ye shall live also. «بعد از اندکی مرانخواهید دید و بعد از اندکی باز مرا خواهید دیدزیرا که نزد پدر می‌روم.» bible_en_fa At that day ye shall know that I am in my Father, and ye in me, and I in you. آنگاه بعضی از شاگردانش به یکدیگرگفتند: «چه چیز است اینکه به ما می‌گوید که اندکی مرا نخواهید دید و بعد از اندکی باز مراخواهید دید و زیرا که نزد پدر می‌روم؟» bible_en_fa He that hath my commandments, and keepeth them, he it is that loveth me: and he that loveth me shall be loved of my Father, and I will love him, and will manifest myself to him. پس گفتند: «چه چیز است این اندکی که می‌گوید؟ نمی دانیم چه می‌گوید.» bible_en_fa Judas saith unto him, not Iscariot, Lord, how is it that thou wilt manifest thyself unto us, and not unto the world? عیسی چون دانست که می‌خواهند از او سوال کنند، بدیشان گفت: «آیا در میان خود از این سوال می‌کنید که گفتم اندکی دیگر مرا نخواهید دید پس بعد از اندکی بازمرا خواهید دید. bible_en_fa Jesus answered and said unto him, If a man love me, he will keep my words: and my Father will love him, and we will come unto him, and make our abode with him. آمین آمین به شما می‌گویم که شما گریه و زاری خواهید کرد و جهان شادی خواهد نمود. شما محزون می‌شوید لکن حزن شما به خوشی مبدل خواهد شد. bible_en_fa He that loveth me not keepeth not my sayings: and the word which ye hear is not mine, but the Father's which sent me. زن در حین زاییدن محزون می‌شود، زیرا که ساعت او رسیده است. و لیکن چون طفل را زایید، آن زحمت رادیگر یاد نمی آورد به‌سبب خوشی از اینکه انسانی در جهان تولد یافت. bible_en_fa These things have I spoken unto you, being yet present with you. پس شما همچنین الان محزون می‌باشید، لکن باز شما را خواهم دیدو دل شما خوش خواهد گشت و هیچ‌کس آن خوشی را از شما نخواهد گرفت. bible_en_fa But the Comforter, which is the Holy Ghost, whom the Father will send in my name, he shall teach you all things, and bring all things to your remembrance, whatsoever I have said unto you. و در آن روزچیزی از من سوال نخواهید کرد. آمین آمین به شما می‌گویم که هر‌آنچه از پدر به اسم من طلب کنید به شما عطا خواهد کرد. bible_en_fa Peace I leave with you, my peace I give unto you: not as the world giveth, give I unto you. Let not your heart be troubled, neither let it be afraid. تا کنون به اسم من چیزی طلب نکردید، بطلبید تا بیابید و خوشی شما کامل گردد. bible_en_fa Ye have heard how I said unto you, I go away, and come again unto you. If ye loved me, ye would rejoice, because I said, I go unto the Father: for my Father is greater than I. این چیزها را به مثلها به شماگفتم، لکن ساعتی می‌آید که دیگر به مثلها به شماحرف نمی زنم بلکه از پدر به شما آشکارا خبرخواهم داد. bible_en_fa And now I have told you before it come to pass, that, when it is come to pass, ye might believe. «در آن روز به اسم من طلب خواهید کرد وبه شما نمی گویم که من بجهت شما از پدر سوال می‌کنم، bible_en_fa Hereafter I will not talk much with you: for the prince of this world cometh, and hath nothing in me. زیرا خود پدر شما را دوست می‌دارد، چونکه شما مرا دوست داشتید و ایمان آوردیدکه من از نزد خدا بیرون آمدم. bible_en_fa But that the world may know that I love the Father; and as the Father gave me commandment, even so I do. Arise, let us go hence. از نزد پدر بیرون آمدم و در جهان وارد شدم، و باز جهان را گذارده، نزد پدر می‌روم.» bible_en_fa I am the true vine, and my Father is the husbandman. شاگردانش بدو گفتند: «هان اکنون علانیه سخن می‌گویی و هیچ مثل نمی گویی. bible_en_fa Every branch in me that beareth not fruit he taketh away: and every branch that beareth fruit, he purgeth it, that it may bring forth more fruit. الان دانستیم که همه‌چیز رامی دانی و لازم نیست که کسی از تو بپرسد. بدین جهت باور می‌کنیم که از خدا بیرون آمدی.» bible_en_fa Now ye are clean through the word which I have spoken unto you. عیسی به ایشان جواب داد: «آیا الان باورمی کنید؟ bible_en_fa Abide in me, and I in you. As the branch cannot bear fruit of itself, except it abide in the vine; no more can ye, except ye abide in me. اینک ساعتی می‌آید بلکه الان آمده است که متفرق خواهید شد هریکی به نزدخاصان خود و مرا تنها خواهید گذارد. لیکن تنهانیستم زیرا که پدر با من است.بدین چیزها به شما تکلم کردم تا در من سلامتی داشته باشید. در جهان برای شما زحمت خواهد شد. و لکن خاطرجمع دارید زیرا که من بر جهان غالب شده‌ام.» bible_en_fa I am the vine, ye are the branches: He that abideth in me, and I in him, the same bringeth forth much fruit: for without me ye can do nothing. بدین چیزها به شما تکلم کردم تا در من سلامتی داشته باشید. در جهان برای شما زحمت خواهد شد. و لکن خاطرجمع دارید زیرا که من بر جهان غالب شده‌ام.» bible_en_fa If a man abide not in me, he is cast forth as a branch, and is withered; and men gather them, and cast them into the fire, and they are burned. عیسی چون این را گفت، چشمان خودرا به طرف آسمان بلند کرده، گفت: «ای پدر ساعت رسیده است. پسر خود را جلال بده تاپسرت نیز تو را جلال دهد. bible_en_fa If ye abide in me, and my words abide in you, ye shall ask what ye will, and it shall be done unto you. همچنان‌که او را برهر بشری قدرت داده‌ای تا هر‌چه بدو داده‌ای به آنها حیات جاودانی بخشد. bible_en_fa Herein is my Father glorified, that ye bear much fruit; so shall ye be my disciples. و حیات جاودانی‌این است که تو را خدای واحد حقیقی و عیسی مسیح را که فرستادی بشناسند. bible_en_fa As the Father hath loved me, so have I loved you: continue ye in my love. من بر روی زمین تو را جلال دادم و کاری را که به من سپردی تابکنم، به‌کمال رسانیدم. bible_en_fa If ye keep my commandments, ye shall abide in my love; even as I have kept my Father's commandments, and abide in his love. و الان تو‌ای پدر مرا نزدخود جلال ده، به همان جلالی که قبل از آفرینش جهان نزد تو داشتم. bible_en_fa These things have I spoken unto you, that my joy might remain in you, and that your joy might be full. «اسم تو را به آن مردمانی که از جهان به من عطا کردی ظاهر ساختم. از آن تو بودند و ایشان را به من دادی و کلام تو را نگاه داشتند. bible_en_fa This is my commandment, That ye love one another, as I have loved you. و الان دانستند آنچه به من داده‌ای از نزد تو می‌باشد. bible_en_fa Greater love hath no man than this, that a man lay down his life for his friends. زیرا کلامی را که به من سپردی، بدیشان سپردم و ایشان قبول کردند و از روی یقین دانستند که ازنزد تو بیرون آمدم و ایمان آوردند که تو مرافرستادی. bible_en_fa Ye are my friends, if ye do whatsoever I command you. من بجهت اینها سوال می‌کنم و برای جهان سوال نمی کنم، بلکه از برای کسانی که به من داده‌ای، زیرا که از آن تو می‌باشند. bible_en_fa Henceforth I call you not servants; for the servant knoweth not what his lord doeth: but I have called you friends; for all things that I have heard of my Father I have made known unto you. و آنچه ازآن من است از آن تو است و آنچه از آن تو است از آن من است و در آنها جلال یافته‌ام. bible_en_fa Ye have not chosen me, but I have chosen you, and ordained you, that ye should go and bring forth fruit, and that your fruit should remain: that whatsoever ye shall ask of the Father in my name, he may give it you. بعد از این در جهان نیستم اما اینها در جهان هستند و من نزدتو می‌آیم. ای پدر قدوس اینها را که به من داده‌ای، به اسم خود نگاه دار تا یکی باشندچنانکه ما هستیم. bible_en_fa These things I command you, that ye love one another. مادامی که با ایشان در جهان بودم، من ایشان را به اسم تو نگاه داشتم، و هر کس را که به من داده‌ای حفظ نمودم که یکی از ایشان هلاک نشد، مگر پسر هلاکت تا کتاب تمام شود. bible_en_fa If the world hate you, ye know that it hated me before it hated you. و اما الان نزد تو می‌آیم. و این را در جهان می‌گویم تا خوشی مرا در خود کامل داشته باشند. bible_en_fa If ye were of the world, the world would love his own: but because ye are not of the world, but I have chosen you out of the world, therefore the world hateth you. من کلام تو را به ایشان دادم و جهان ایشان رادشمن داشت زیرا که از جهان نیستند، همچنان‌که من نیز از جهان نیستم. bible_en_fa Remember the word that I said unto you, The servant is not greater than his lord. If they have persecuted me, they will also persecute you; if they have kept my saying, they will keep yours also. خواهش نمی کنم که ایشان را از جهان ببری، بلکه تا ایشان را از شریرنگاه داری. bible_en_fa But all these things will they do unto you for my name's sake, because they know not him that sent me. ایشان از جهان نیستند چنانکه من از جهان نمی باشم. bible_en_fa If I had not come and spoken unto them, they had not had sin: but now they have no cloke for their sin. ایشان را به راستی خودتقدیس نما. کلام تو راستی است. bible_en_fa He that hateth me hateth my Father also. همچنان‌که مرا در جهان فرستادی، من نیز ایشان را در جهان فرستادم. bible_en_fa If I had not done among them the works which none other man did, they had not had sin: but now have they both seen and hated both me and my Father. و بجهت ایشان من خود را تقدیس می‌کنم تا ایشان نیز در راستی، تقدیس کرده شوند. bible_en_fa But this cometh to pass, that the word might be fulfilled that is written in their law, They hated me without a cause. «و نه برای اینها فقط سوال می‌کنم، بلکه برای آنها نیز که به وسیله کلام ایشان به من ایمان خواهند‌آورد. bible_en_fa But when the Comforter is come, whom I will send unto you from the Father, even the Spirit of truth, which proceedeth from the Father, he shall testify of me: تا همه یک گردند چنانکه تو‌ای پدر، در من هستی و من در تو، تا ایشان نیز در مایک باشند تا جهان ایمان آرد که تو مرا فرستادی. bible_en_fa And ye also shall bear witness, because ye have been with me from the beginning. و من جلالی را که به من دادی به ایشان دادم تا یک باشند چنانکه ما یک هستیم. bible_en_fa These things have I spoken unto you, that ye should not be offended. من در ایشان و تو در من، تا در یکی کامل گردند و تا جهان بداندکه تو مرا فرستادی و ایشان را محبت نمودی چنانکه مرا محبت نمودی. bible_en_fa They shall put you out of the synagogues: yea, the time cometh, that whosoever killeth you will think that he doeth God service. ‌ای پدر می‌خواهم آنانی که به من داده‌ای با من باشند در جایی که من می‌باشم تا جلال مرا که به من داده‌ای ببینند، زیراکه مرا پیش از بنای جهان محبت نمودی. bible_en_fa And these things will they do unto you, because they have not known the Father, nor me. ‌ای پدر عادل، جهان تو را نشناخت، اما من تو راشناختم؛ و اینها شناخته‌اند که تو مرا فرستادی.و اسم تو را به ایشان شناسانیدم و خواهم شناسانید تا آن محبتی که به من نموده‌ای در ایشان باشد و من نیز در ایشان باشم.» bible_en_fa But these things have I told you, that when the time shall come, ye may remember that I told you of them. And these things I said not unto you at the beginning, because I was with you. و اسم تو را به ایشان شناسانیدم و خواهم شناسانید تا آن محبتی که به من نموده‌ای در ایشان باشد و من نیز در ایشان باشم.» bible_en_fa But now I go my way to him that sent me; and none of you asketh me, Whither goest thou? چون عیسی این را گفت، با شاگردان خود به آن طرف وادی قدرون رفت ودر آنجا باغی بود که با شاگردان خود به آن درآمد. bible_en_fa But because I have said these things unto you, sorrow hath filled your heart. و یهودا که تسلیم‌کننده وی بود، آن موضع را می‌دانست، چونکه عیسی در آنجا با شاگردان خود بارها انجمن می‌نمود. bible_en_fa Nevertheless I tell you the truth; It is expedient for you that I go away: for if I go not away, the Comforter will not come unto you; but if I depart, I will send him unto you. پس یهودا لشکریان و خادمان از نزد روسای کهنه و فریسیان برداشته، با چراغها و مشعلها و اسلحه به آنجا آمد. bible_en_fa And when he is come, he will reprove the world of sin, and of righteousness, and of judgment: آنگاه عیسی با اینکه آگاه بود از آنچه می‌بایست بر اوواقع شود، بیرون آمده، به ایشان گفت: «که رامی طلبید؟» bible_en_fa Of sin, because they believe not on me; به او جواب دادند: «عیسی ناصری را!» عیسی بدیشان گفت: «من هستم!» و یهودا که تسلیم‌کننده او بود نیز با ایشان ایستاده بود. bible_en_fa Of righteousness, because I go to my Father, and ye see me no more; پس چون بدیشان گفت: «من هستم، » برگشته، بر زمین افتادند. bible_en_fa Of judgment, because the prince of this world is judged. او باز از ایشان سوال کرد: «که را می طلبید؟» گفتند: «عیسی ناصری را!» bible_en_fa I have yet many things to say unto you, but ye cannot bear them now. عیسی جواب داد: «به شما گفتم من هستم. پس اگر مرامی خواهید، اینها را بگذارید بروند.» bible_en_fa Howbeit when he, the Spirit of truth, is come, he will guide you into all truth: for he shall not speak of himself; but whatsoever he shall hear, that shall he speak: and he will shew you things to come. تا آن سخنی که گفته بود تمام گردد که «از آنانی که به من داده‌ای یکی را گم نکرده‌ام.» bible_en_fa He shall glorify me: for he shall receive of mine, and shall shew it unto you. آنگاه شمعون پطرس شمشیری که داشت کشیده، به غلام رئیس کهنه که ملوک نام داشت زده، گوش راستش را برید. bible_en_fa All things that the Father hath are mine: therefore said I, that he shall take of mine, and shall shew it unto you. عیسی به پطرس گفت: «شمشیر خود را غلاف کن. آیا جامی را که پدر به من داده است ننوشم؟» bible_en_fa A little while, and ye shall not see me: and again, a little while, and ye shall see me, because I go to the Father. انگاه سربازان و سرتیبان و خادمان یهود، عیسی را گرفته، او را بستند. bible_en_fa Then said some of his disciples among themselves, What is this that he saith unto us, A little while, and ye shall not see me: and again, a little while, and ye shall see me: and, Because I go to the Father? و اول او را نزدحنا، پدر زن قیافا که در همان سال رئیس کهنه بود، آوردند. bible_en_fa They said therefore, What is this that he saith, A little while? we cannot tell what he saith. و قیافا همان بود که به یهود اشاره کرده بود که «بهتر است یک شخص در راه قوم بمیرد.» bible_en_fa Now Jesus knew that they were desirous to ask him, and said unto them, Do ye inquire among yourselves of that I said, A little while, and ye shall not see me: and again, a little while, and ye shall see me? اما شمعون پطرس و شاگردی دیگر ازعقب عیسی روانه شدند، و چون آن شاگرد نزدرئیس کهنه معروف بود، با عیسی داخل خانه رئیس کهنه شد. bible_en_fa Verily, verily, I say unto you, That ye shall weep and lament, but the world shall rejoice: and ye shall be sorrowful, but your sorrow shall be turned into joy. اما پطرس بیرون در ایستاده بود. پس آن شاگرد دیگر که آشنای رئیس کهنه بود، بیرون آمده، با دربان گفتگو کرد و پطرس را به اندرون برد. bible_en_fa A woman when she is in travail hath sorrow, because her hour is come: but as soon as she is delivered of the child, she remembereth no more the anguish, for joy that a man is born into the world. آنگاه آن کنیزی که دربان بود، به پطرس گفت: «آیا تو نیز از شاگردان این شخص نیستی؟» گفت: «نیستم.» bible_en_fa And ye now therefore have sorrow: but I will see you again, and your heart shall rejoice, and your joy no man taketh from you. و غلامان و خدام آتش افروخته، ایستاده بودند و خود را گرم می‌کردند چونکه هوا سرد بود؛ و پطرس نیز باایشان خود را گرم می‌کرد. bible_en_fa And in that day ye shall ask me nothing. Verily, verily, I say unto you, Whatsoever ye shall ask the Father in my name, he will give it you. پس رئیس کهنه از عیسی درباره شاگردان و تعلیم او پرسید. bible_en_fa Hitherto have ye asked nothing in my name: ask, and ye shall receive, that your joy may be full. عیسی به او جواب داد که «من به جهان آشکارا سخن گفته‌ام. من هر وقت درکنیسه و در هیکل، جایی که همه یهودیان پیوسته جمع می‌شدند، تعلیم می‌دادم و در خفا چیزی نگفته‌ام. bible_en_fa These things have I spoken unto you in proverbs: but the time cometh, when I shall no more speak unto you in proverbs, but I shall shew you plainly of the Father. چرا از من سوال می‌کنی؟ از کسانی که شنیده‌اند بپرس که چه چیز بدیشان گفتم. اینک ایشان می‌دانند آنچه من گفتم.» bible_en_fa At that day ye shall ask in my name: and I say not unto you, that I will pray the Father for you: و چون این راگفت، یکی از خادمان که در آنجا ایستاده بود، طپانچه بر عیسی زده، گفت: «آیا به رئیس کهنه چنین جواب می‌دهی؟» bible_en_fa For the Father himself loveth you, because ye have loved me, and have believed that I came out from God. عیسی بدو جواب داد: «اگر بد گفتم، به بدی شهادت ده؛ و اگرخوب، برای چه مرا می‌زنی؟» bible_en_fa I came forth from the Father, and am come into the world: again, I leave the world, and go to the Father. پس حنا او رابسته، به نزد قیافا رئیس کهنه فرستاد. bible_en_fa His disciples said unto him, Lo, now speakest thou plainly, and speakest no proverb. و شمعون پطرس ایستاده، خود را گرم می‌کرد. بعضی بدو گفتند: «آیا تو نیز از شاگردان او نیستی؟» او انکار کرده، گفت: «نیستم!» bible_en_fa Now are we sure that thou knowest all things, and needest not that any man should ask thee: by this we believe that thou camest forth from God. پس یکی از غلامان رئیس کهنه که از خویشان آن کس بود که پطرس گوشش را بریده بود، گفت: «مگرمن تو را با او در باغ ندیدم؟» bible_en_fa Jesus answered them, Do ye now believe? پطرس باز انکارکرد که در حال خروس بانگ زد. bible_en_fa Behold, the hour cometh, yea, is now come, that ye shall be scattered, every man to his own, and shall leave me alone: and yet I am not alone, because the Father is with me. بعد عیسی را از نزد قیافا به دیوانخانه آوردند و صبح بود و ایشان داخل دیوانخانه نشدند مبادا نجس بشوند بلکه تا فصح را بخورند. bible_en_fa These things I have spoken unto you, that in me ye might have peace. In the world ye shall have tribulation: but be of good cheer; I have overcome the world. پس پیلاطس به نزد ایشان بیرون آمده، گفت: «چه دعوی بر این شخص دارید؟» bible_en_fa These words spake Jesus, and lifted up his eyes to heaven, and said, Father, the hour is come; glorify thy Son, that thy Son also may glorify thee: در جواب او گفتند: «اگر او بدکار نمی بود، به تو تسلیم نمی کردیم.» bible_en_fa As thou hast given him power over all flesh, that he should give eternal life to as many as thou hast given him. پیلاطس بدیشان گفت: «شما اورا بگیرید و موافق شریعت خود بر او حکم نمایید.» یهودیان به وی گفتند: «بر ما جایز نیست که کسی را بکشیم.» bible_en_fa And this is life eternal, that they might know thee the only true God, and Jesus Christ, whom thou hast sent. تا قول عیسی تمام گرددکه گفته بود، اشاره به آن قسم موت که باید بمیرد. bible_en_fa I have glorified thee on the earth: I have finished the work which thou gavest me to do. پس پیلاطس باز داخل دیوانخانه شد وعیسی را طلبیده، به او گفت: «آیا تو پادشاه یهودهستی؟» bible_en_fa And now, O Father, glorify thou me with thine own self with the glory which I had with thee before the world was. عیسی به او جواب داد: «آیا تو این رااز خود می‌گویی یا دیگران درباره من به توگفتند؟» bible_en_fa I have manifested thy name unto the men which thou gavest me out of the world: thine they were, and thou gavest them me; and they have kept thy word. پیلاطس جواب داد: «مگر من یهودهستم؟ امت تو و روسای کهنه تو را به من تسلیم کردند. چه کرده‌ای؟» bible_en_fa Now they have known that all things whatsoever thou hast given me are of thee. عیسی جواب داد که «پادشاهی من از این جهان نیست. اگر پادشاهی من از این جهان می‌بود، خدام من جنگ می‌کردند تا به یهود تسلیم نشوم. لیکن اکنون پادشاهی من از این جهان نیست.» bible_en_fa For I have given unto them the words which thou gavest me; and they have received them, and have known surely that I came out from thee, and they have believed that thou didst send me. پیلاطس به او گفت: «مگر توپادشاه هستی؟» عیسی جواب داد: «تو می‌گویی که من پادشاه هستم. از این جهت من متولد شدم وبجهت این در جهان آمدم تا به راستی شهادت دهم، و هر‌که از راستی است سخن مرا می‌شنود.» bible_en_fa I pray for them: I pray not for the world, but for them which thou hast given me; for they are thine. پیلاطس به او گفت: «راستی چیست؟» و چون این را بگفت، باز به نزد یهودیان بیرون شده، به ایشان گفت: «من در این شخص هیچ عیبی نیافتم. bible_en_fa And all mine are thine, and thine are mine; and I am glorified in them. و قانون شما این است که در عید فصح بجهت شما یک نفر آزاد کنم. پس آیا می‌خواهید بجهت شما پادشاه یهود را آزاد کنم؟»باز همه فریاد برآورده، گفتند: «او را نی بلکه برابا را.» وبرابا دزد بود. bible_en_fa And now I am no more in the world, but these are in the world, and I come to thee. Holy Father, keep through thine own name those whom thou hast given me, that they may be one, as we are. باز همه فریاد برآورده، گفتند: «او را نی بلکه برابا را.» وبرابا دزد بود. bible_en_fa While I was with them in the world, I kept them in thy name: those that thou gavest me I have kept, and none of them is lost, but the son of perdition; that the scripture might be fulfilled. پس پیلاطس عیسی را گرفته، تازیانه زد. bible_en_fa And now come I to thee; and these things I speak in the world, that they might have my joy fulfilled in themselves. و لشکریان تاجی از خار بافته برسرش گذاردند و جامه ارغوانی بدو پوشانیدند bible_en_fa I have given them thy word; and the world hath hated them, because they are not of the world, even as I am not of the world. ومی گفتند: «سلام‌ای پادشاه یهود!» و طپانچه بدومی زدند. bible_en_fa I pray not that thou shouldest take them out of the world, but that thou shouldest keep them from the evil. باز پیلاطس بیرون آمده، به ایشان گفت: «اینک او را نزد شما بیرون آوردم تا بدانیدکه در او هیچ عیبی نیافتم.» bible_en_fa They are not of the world, even as I am not of the world. آنگاه عیسی با تاجی از خار و لباس ارغوانی بیرون آمد. پیلاطس بدیشان گفت: «اینک آن انسان.» bible_en_fa Sanctify them through thy truth: thy word is truth. و چون روسای کهنه و خدام او را دیدند، فریاد برآورده، گفتند: «صلیبش کن! صلیبش کن!» پیلاطس بدیشان گفت: «شما او را گرفته، مصلوبش سازید زیرا که من در او عیبی نیافتم.» bible_en_fa As thou hast sent me into the world, even so have I also sent them into the world. یهودیان بدو جواب دادند که «ما شریعتی داریم و موافق شریعت ماواجب است که بمیرد زیرا خود را پسر خداساخته است.» bible_en_fa And for their sakes I sanctify myself, that they also might be sanctified through the truth. پس چون پیلاطس این را شنید، خوف بر اوزیاده مستولی گشت. bible_en_fa Neither pray I for these alone, but for them also which shall believe on me through their word; باز داخل دیوانخانه شده، به عیسی گفت: «تو از کجایی؟» اما عیسی بدوهیچ جواب نداد. bible_en_fa That they all may be one; as thou, Father, art in me, and I in thee, that they also may be one in us: that the world may believe that thou hast sent me. پیلاطس بدو گفت: «آیا به من سخن نمی گویی؟ نمی دانی که قدرت دارم تو راصلیب کنم و قدرت دارم آزادت نمایم؟» bible_en_fa And the glory which thou gavest me I have given them; that they may be one, even as we are one: عیسی جواب داد: «هیچ قدرت بر من نمی داشتی اگر از بالا به تو داده نمی شد. و از این جهت آن کس که مرا به تو تسلیم کرد، گناه بزرگتردارد.» bible_en_fa I in them, and thou in me, that they may be made perfect in one; and that the world may know that thou hast sent me, and hast loved them, as thou hast loved me. و از آن وقت پیلاطس خواست او راآزاد نماید، لیکن یهودیان فریاد برآورده، می‌گفتند که «اگر این شخص را رها کنی، دوست قیصر نیستی. هر‌که خود را پادشاه سازد، برخلاف قیصر سخن گوید.» bible_en_fa Father, I will that they also, whom thou hast given me, be with me where I am; that they may behold my glory, which thou hast given me: for thou lovedst me before the foundation of the world. پس چون پیلاطس این را شنید، عیسی رابیرون آورده، بر مسند حکومت، در موضعی که به بلاط و به عبرانی جباتا گفته می‌شد، نشست. bible_en_fa O righteous Father, the world hath not known thee: but I have known thee, and these have known that thou hast sent me. ووقت تهیه فصح و قریب به ساعت ششم بود. پس به یهودیان گفت: «اینک پادشاه شما.» bible_en_fa And I have declared unto them thy name, and will declare it: that the love wherewith thou hast loved me may be in them, and I in them. ایشان فریاد زدند: «او را بر دار، بر دار! صلیبش کن!» پیلاطس به ایشان گفت: «آیا پادشاه شما رامصلوب کنم؟» روسای کهنه جواب دادند که «غیر از قیصر پادشاهی نداریم.» bible_en_fa When Jesus had spoken these words, he went forth with his disciples over the brook Cedron, where was a garden, into the which he entered, and his disciples. آنگاه او را بدیشان تسلیم کرد تا مصلوب شود. پس عیسی را گرفته بردند bible_en_fa And Judas also, which betrayed him, knew the place: for Jesus ofttimes resorted thither with his disciples. و صلیب خودرا برداشته، بیرون رفت به موضعی که به جمجمه مسمی بود و به عبرانی آن را جلجتا می‌گفتند. bible_en_fa Judas then, having received a band of men and officers from the chief priests and Pharisees, cometh thither with lanterns and torches and weapons. او را در آنجا صلیب نمودند و دو نفر دیگررا از این طرف و آن طرف و عیسی را در میان. bible_en_fa Jesus therefore, knowing all things that should come upon him, went forth, and said unto them, Whom seek ye? وپیلاطس تقصیرنامه‌ای نوشته، بر صلیب گذارد؛ ونوشته این بود: «عیسی ناصری پادشاه یهود.» bible_en_fa They answered him, Jesus of Nazareth. Jesus saith unto them, I am he. And Judas also, which betrayed him, stood with them. واین تقصیر نامه را بسیاری از یهود خواندند، زیراآن مکانی که عیسی را صلیب کردند، نزدیک شهربود و آن را به زبان عبرانی و یونانی و لاتینی نوشته بودند. bible_en_fa As soon then as he had said unto them, I am he, they went backward, and fell to the ground. پس روسای کهنه یهود به پیلاطس گفتند: «منویس پادشاه یهود، بلکه که او گفت منم پادشاه یهود.» bible_en_fa Then asked he them again, Whom seek ye? And they said, Jesus of Nazareth. پیلاطس جواب داد: «آنچه نوشتم، نوشتم.» bible_en_fa Jesus answered, I have told you that I am he: if therefore ye seek me, let these go their way: پس لشکریان چون عیسی را صلیب کردند، جامه های او را برداشته، چهار قسمت کردند، هرسپاهی را یک قسمت؛ و پیراهن را نیز، اما پیراهن درز نداشت، بلکه تمام از بالا بافته شده بود. bible_en_fa That the saying might be fulfilled, which he spake, Of them which thou gavest me have I lost none. پس به یکدیگر گفتند: «این را پاره نکنیم، بلکه قرعه بر آن بیندازیم تا از آن که شود.» تا تمام گردد کتاب که می‌گوید: «در میان خود جامه های مرا تقسیم کردند و بر لباس من قرعه افکندند.» پس لشکریان چنین کردند. bible_en_fa Then Simon Peter having a sword drew it, and smote the high priest's servant, and cut off his right ear. The servant's name was Malchus. و پای صلیب عیسی، مادر او و خواهر مادرش مریم زن، کلوپا ومریم مجدلیه ایستاده بودند. bible_en_fa Then said Jesus unto Peter, Put up thy sword into the sheath: the cup which my Father hath given me, shall I not drink it? چون عیسی مادرخود را با آن شاگردی که دوست می‌داشت ایستاده دید، به مادر خود گفت: «ای زن، اینک پسر تو.» bible_en_fa Then the band and the captain and officers of the Jews took Jesus, and bound him, و به آن شاگرد گفت: «اینک مادر تو.» و در همان ساعت آن شاگرد او را به خانه خودبرد. bible_en_fa And led him away to Annas first; for he was father in law to Caiaphas, which was the high priest that same year. و بعد چون عیسی دید که همه‌چیز به انجام رسیده است تا کتاب تمام شود، گفت: «تشنه‌ام.» bible_en_fa Now Caiaphas was he, which gave counsel to the Jews, that it was expedient that one man should die for the people. و در آنجا ظرفی پر از سرکه گذارده بود. پس اسفنجی را از سرکه پر ساخته، و بر زوفا گذارده، نزدیک دهان او بردند. bible_en_fa And Simon Peter followed Jesus, and so did another disciple: that disciple was known unto the high priest, and went in with Jesus into the palace of the high priest. چون عیسی سرکه راگرفت، گفت: «تمام شد.» و سر خود را پایین آورده، جان بداد. bible_en_fa But Peter stood at the door without. Then went out that other disciple, which was known unto the high priest, and spake unto her that kept the door, and brought in Peter. پس یهودیان تا بدنها در روز سبت برصلیب نماند، چونکه روز تهیه بود و آن سبت، روز بزرگ بود، از پیلاطس درخواست کردند که ساق پایهای ایشان را بشکنند و پایین بیاورند. bible_en_fa Then saith the damsel that kept the door unto Peter, Art not thou also one of this man's disciples? He saith, I am not. آنگاه لشکریان آمدند و ساقهای آن اول ودیگری را که با او صلیب شده بودند، شکستند. bible_en_fa And the servants and officers stood there, who had made a fire of coals; for it was cold: and they warmed themselves: and Peter stood with them, and warmed himself. اما چون نزد عیسی آمدند و دیدند که پیش ازآن مرده است، ساقهای او را نشکستند. bible_en_fa The high priest then asked Jesus of his disciples, and of his doctrine. لکن یکی از لشکریان به پهلوی او نیزه‌ای زد که در آن ساعت خون و آب بیرون آمد. bible_en_fa Jesus answered him, I spake openly to the world; I ever taught in the synagogue, and in the temple, whither the Jews always resort; and in secret have I said nothing. و آن کسی‌که دید شهادت داد و شهادت او راست است و اومی داند که راست می‌گوید تا شما نیز ایمان آورید. bible_en_fa Why askest thou me? ask them which heard me, what I have said unto them: behold, they know what I said. زیرا که این واقع شد تا کتاب تمام شودکه می‌گوید: «استخوانی از او شکسته نخواهدشد.» bible_en_fa And when he had thus spoken, one of the officers which stood by struck Jesus with the palm of his hand, saying, Answerest thou the high priest so? و باز کتاب دیگر می‌گوید: «آن کسی راکه نیزه زدند خواهند نگریست.» bible_en_fa Jesus answered him, If I have spoken evil, bear witness of the evil: but if well, why smitest thou me? و بعد از این، یوسف که از اهل رامه وشاگرد عیسی بود، لیکن مخفی به‌سبب ترس یهود، از پیلاطس خواهش کرد که جسد عیسی رابردارد. پیلاطس اذن داد. پس آمده، بدن عیسی رابرداشت. bible_en_fa Now Annas had sent him bound unto Caiaphas the high priest. و نیقودیموس نیز که اول در شب نزدعیسی آمده بود، مر مخلوط با عود قریب به صدرطل با خود آورد. bible_en_fa And Simon Peter stood and warmed himself. They said therefore unto him, Art not thou also one of his disciples? He denied it, and said, I am not. آنگاه بدن عیسی را بداشته، در کفن با حنوط به رسم تکفین یهود پیچیدند. bible_en_fa One of the servants of the high priest, being his kinsman whose ear Peter cut off, saith, Did not I see thee in the garden with him? و در موضعی که مصلوب شد باغی بود و درباغ، قبر تازه‌ای که هرگز هیچ‌کس در آن دفن نشده بود.پس به‌سبب تهیه یهود، عیسی را در آنجاگذاردند، چونکه آن قبر نزدیک بود. bible_en_fa Peter then denied again: and immediately the cock crew. پس به‌سبب تهیه یهود، عیسی را در آنجاگذاردند، چونکه آن قبر نزدیک بود. bible_en_fa Then led they Jesus from Caiaphas unto the hall of judgment: and it was early; and they themselves went not into the judgment hall, lest they should be defiled; but that they might eat the passover. بامدادان در اول هفته، وقتی که هنوز تاریک بود، مریم مجدلیه به‌سر قبر‌آمدو دید که سنگ از قبر برداشته شده است. bible_en_fa Pilate then went out unto them, and said, What accusation bring ye against this man? پس دوان دوان نزد شمعون پطرس و آن شاگرد دیگرکه عیسی او را دوست می‌داشت آمده، به ایشان گفت: «خداوند را از قبر برده‌اند و نمی دانیم او راکجا گذارده‌اند.» bible_en_fa They answered and said unto him, If he were not a malefactor, we would not have delivered him up unto thee. آنگاه پطرس و آن شاگرد دیگربیرون شده، به‌جانب قبر رفتند. bible_en_fa Then said Pilate unto them, Take ye him, and judge him according to your law. The Jews therefore said unto him, It is not lawful for us to put any man to death: و هر دو با هم می‌دویدند، اما آن شاگرد دیگر از پطرس پیش افتاده، اول به قبر رسید، bible_en_fa That the saying of Jesus might be fulfilled, which he spake, signifying what death he should die. و خم شده، کفن راگذاشته دید، لیکن داخل نشد. bible_en_fa Then Pilate entered into the judgment hall again, and called Jesus, and said unto him, Art thou the King of the Jews? بعد شمعون پطرس نیز از عقب او آمد و داخل قبرگشته، کفن را گذاشته دید، bible_en_fa Jesus answered him, Sayest thou this thing of thyself, or did others tell it thee of me? و دستمالی را که بر سر او بود، نه با کفن نهاده، بلکه در جای علیحده پیچیده. bible_en_fa Pilate answered, Am I a Jew? Thine own nation and the chief priests have delivered thee unto me: what hast thou done? پس آن شاگرد دیگر که اول به‌سر قبر‌آمده بود نیزداخل شده، دید و ایمان آورد. bible_en_fa Jesus answered, My kingdom is not of this world: if my kingdom were of this world, then would my servants fight, that I should not be delivered to the Jews: but now is my kingdom not from hence. زیرا هنوز کتاب را نفهمیده بودند که باید او از مردگان برخیزد. bible_en_fa Pilate therefore said unto him, Art thou a king then? Jesus answered, Thou sayest that I am a king. To this end was I born, and for this cause came I into the world, that I should bear witness unto the truth. Every one that is of the truth heareth my voice. پس آن دو شاگرد به مکان خود برگشتند. bible_en_fa Pilate saith unto him, What is truth? And when he had said this, he went out again unto the Jews, and saith unto them, I find in him no fault at all. اما مریم بیرون قبر، گریان ایستاده بود وچون می‌گریست به سوی قبر خم شده، bible_en_fa But ye have a custom, that I should release unto you one at the passover: will ye therefore that I release unto you the King of the Jews? دوفرشته را که لباس سفید در بر داشتند، یکی به طرف سر و دیگری به‌جانب قدم، در جایی که بدن عیسی گذارده بود، نشسته دید. bible_en_fa Then cried they all again, saying, Not this man, but Barabbas. Now Barabbas was a robber. ایشان بدوگفتند: «ای زن برای چه گریانی؟» بدیشان گفت: «خداوند مرا برده‌اند و نمی دانم او را کجاگذارده‌اند.» bible_en_fa Then Pilate therefore took Jesus, and scourged him. چون این را گفت، به عقب ملتفت شده، عیسی را ایستاده دید لیکن نشناخت که عیسی است. bible_en_fa And the soldiers platted a crown of thorns, and put it on his head, and they put on him a purple robe, عیسی بدو گفت: «ای زن برای چه گریانی؟ که را می‌طلبی؟» چون او گمان کردکه باغبان است، بدو گفت: «ای آقا اگر تو او رابرداشته‌ای، به من بگو او را کجا گذارده‌ای تا من اورا بردارم.» bible_en_fa And said, Hail, King of the Jews! and they smote him with their hands. عیسی بدو گفت: «ای مریم!» اوبرگشته، گفت: «ربونی (یعنی‌ای معلم ).» bible_en_fa Pilate therefore went forth again, and saith unto them, Behold, I bring him forth to you, that ye may know that I find no fault in him. عیسی بدو گفت: «مرا لمس مکن زیرا که هنوزنزد پدر خود بالا نرفته‌ام. و لیکن نزد برادران من رفته، به ایشان بگو که نزد پدر خود و پدر شما وخدای خود و خدای شما می‌روم.» bible_en_fa Then came Jesus forth, wearing the crown of thorns, and the purple robe. And Pilate saith unto them, Behold the man! مریم مجدلیه آمده، شاگردان را خبر داد که «خداوند رادیدم و به من چنین گفت.» bible_en_fa When the chief priests therefore and officers saw him, they cried out, saying, Crucify him, crucify him. Pilate saith unto them, Take ye him, and crucify him: for I find no fault in him. و در شام همان روز که یکشنبه بود، هنگامی که درها بسته بود، جایی که شاگردان به‌سبب ترس یهود جمع بودند، ناگاه عیسی آمده، در میان ایستاد و بدیشان گفت: «سلام بر شما باد!» bible_en_fa The Jews answered him, We have a law, and by our law he ought to die, because he made himself the Son of God. و چون این را گفت، دستها و پهلوی خود را به ایشان نشان داد و شاگردان چون خداوند رادیدند، شاد گشتند. bible_en_fa When Pilate therefore heard that saying, he was the more afraid; باز عیسی به ایشان گفت: «سلام بر شما باد. چنانکه پدر مرا فرستاد، من نیزشما را می‌فرستم.» bible_en_fa And went again into the judgment hall, and saith unto Jesus, Whence art thou? But Jesus gave him no answer. و چون این را گفت، دمید وبه ایشان گفت: «روح‌القدس را بیابید. bible_en_fa Then saith Pilate unto him, Speakest thou not unto me? knowest thou not that I have power to crucify thee, and have power to release thee? گناهان آنانی را که آمرزیدید، برای ایشان آمرزیده شد وآنانی را که بستید، بسته شد.» bible_en_fa Jesus answered, Thou couldest have no power at all against me, except it were given thee from above: therefore he that delivered me unto thee hath the greater sin. اما توما که یکی از آن دوازده بود و او را توام می‌گفتند، وقتی که عیسی آمد با ایشان نبود. bible_en_fa And from thenceforth Pilate sought to release him: but the Jews cried out, saying, If thou let this man go, thou art not Caesar's friend: whosoever maketh himself a king speaketh against Caesar. پس شاگردان دیگر بدو گفتند: «خداوند رادیده‌ایم.» بدیشان گفت: «تا در دو دستش جای میخها را نبینم و انگشت خود را در جای میخهانگذارم و دست خود را بر پهلویش ننهم، ایمان نخواهم آورد.» bible_en_fa When Pilate therefore heard that saying, he brought Jesus forth, and sat down in the judgment seat in a place that is called the Pavement, but in the Hebrew, Gabbatha. و بعد از هشت روز باز شاگردان با توما درخانه‌ای جمع بودند و درها بسته بود که ناگاه عیسی آمد و در میان ایستاده، گفت: «سلام بر شماباد.» bible_en_fa And it was the preparation of the passover, and about the sixth hour: and he saith unto the Jews, Behold your King! پس به توما گفت: «انگشت خود را به اینجا بیاور و دستهای مرا ببین و دست خود رابیاور و بر پهلوی من بگذار و بی‌ایمان مباش بلکه ایمان دار.» bible_en_fa But they cried out, Away with him, away with him, crucify him. Pilate saith unto them, Shall I crucify your King? The chief priest answered, We have no king but Caesar. توما در جواب وی گفت: «ای خداوند من و‌ای خدای من.» bible_en_fa Then delivered he him therefore unto them to be crucified. And they took Jesus, and led him away. عیسی گفت: «ای توما، بعد از دیدنم ایمان آوردی؟ خوشابحال آنانی که ندیده ایمان آورند.» bible_en_fa And he bearing his cross went forth into a place called the place of a skull, which is called in the Hebrew Golgotha: و عیسی معجزات دیگر بسیار نزد شاگردان نمود که در این کتاب نوشته نشد.لیکن این قدرنوشته شد تا ایمان آورید که عیسی، مسیح و پسرخدا است و تا ایمان آورده به اسم او حیات یابید. bible_en_fa Where they crucified him, and two other with him, on either side one, and Jesus in the midst. لیکن این قدرنوشته شد تا ایمان آورید که عیسی، مسیح و پسرخدا است و تا ایمان آورده به اسم او حیات یابید. bible_en_fa And Pilate wrote a title, and put it on the cross. And the writing was, JESUS OF NAZARETH THE KING OF THE JEWS. بعد از آن عیسی باز خود را در کناره دریای طبریه، به شاگردان ظاهر ساخت و بر اینطور نمودار گشت: bible_en_fa This title then read many of the Jews: for the place where Jesus was crucified was nigh to the city: and it was written in Hebrew, and Greek, and Latin. شمعون پطرس وتومای معروف به توام و نتنائیل که از قانای جلیل بود و دو پسر زبدی و دو نفر دیگر از شاگردان اوجمع بودند. bible_en_fa Then said the chief priests of the Jews to Pilate, Write not, The King of the Jews; but that he said, I am King of the Jews. شمعون پطرس به ایشان گفت: «می‌روم تا صید ماهی کنم.» به او گفتند: «مانیز باتو می‌آییم.» پس بیرون آمده، به کشتی سوارشدند و در آن شب چیزی نگرفتند. bible_en_fa Pilate answered, What I have written I have written. و چون صبح شد، عیسی بر ساحل ایستاده بود لیکن شاگردان ندانستند که عیسی است. bible_en_fa Then the soldiers, when they had crucified Jesus, took his garments, and made four parts, to every soldier a part; and also his coat: now the coat was without seam, woven from the top throughout. عیسی بدیشان گفت: «ای بچه‌ها نزد شماخوراکی هست؟» به او جواب دادند که «نی.» bible_en_fa They said therefore among themselves, Let us not rend it, but cast lots for it, whose it shall be: that the scripture might be fulfilled, which saith, They parted my raiment among them, and for my vesture they did cast lots. These things therefore the soldiers did. بدیشان گفت: «دام را به طرف راست کشتی بیندازید که خواهید یافت.» پس انداختند و ازکثرت ماهی نتوانستند آن را بکشند. bible_en_fa Now there stood by the cross of Jesus his mother, and his mother's sister, Mary the wife of Cleophas, and Mary Magdalene. پس آن شاگردی که عیسی او را محبت می‌نمود به پطرس گفت: «خداوند است.» چون شمعون پطرس شنید که خداوند است، جامه خود را به خویشتن پیچید چونکه برهنه بود و خود را در دریاانداخت. bible_en_fa When Jesus therefore saw his mother, and the disciple standing by, whom he loved, he saith unto his mother, Woman, behold thy son! اما شاگردان دیگر در زورق آمدند زیرااز خشکی دور نبودند، مگر قریب به دویست ذراع و دام ماهی را می‌کشیدند. bible_en_fa Then saith he to the disciple, Behold thy mother! And from that hour that disciple took her unto his own home. پس چون به خشکی آمدند، آتشی افروخته و ماهی بر آن گذارده و نان دیدند. bible_en_fa After this, Jesus knowing that all things were now accomplished, that the scripture might be fulfilled, saith, I thirst. عیسی بدیشان گفت: «از ماهی‌ای که الان گرفته‌اید، بیاورید.» bible_en_fa Now there was set a vessel full of vinegar: and they filled a spunge with vinegar, and put it upon hyssop, and put it to his mouth. پس شمعون پطرس رفت و دام را برزمین کشید، پر از صد و پنجاه و سه ماهی بزرگ وبا وجودی که اینقدر بود، دام پاره نشد. bible_en_fa When Jesus therefore had received the vinegar, he said, It is finished: and he bowed his head, and gave up the ghost. عیسی بدیشان گفت: «بیایید بخورید.» ولی احدی ازشاگردان جرات نکرد که از او بپرسد «تو کیستی»، زیرا می‌دانستند که خداوند است. bible_en_fa The Jews therefore, because it was the preparation, that the bodies should not remain upon the cross on the sabbath day, (for that sabbath day was an high day,) besought Pilate that their legs might be broken, and that they might be taken away. آنگاه عیسی آمد و نان را گرفته، بدیشان داد و همچنین ماهی را. bible_en_fa Then came the soldiers, and brake the legs of the first, and of the other which was crucified with him. و این مرتبه سوم بود که عیسی بعد ازبرخاستن از مردگان، خود را به شاگردان ظاهرکرد. bible_en_fa But when they came to Jesus, and saw that he was dead already, they brake not his legs: و بعد از غذا خوردن، عیسی به شمعون پطرس گفت: «ای شمعون، پسر یونا، آیا مرابیشتر از اینها محبت می‌نمایی؟» بدو گفت: «بلی خداوندا، تو می‌دانی که تو را دوست می‌دارم.» بدو گفت: «بره های مرا خوراک بده.» bible_en_fa But one of the soldiers with a spear pierced his side, and forthwith came there out blood and water. باز درثانی به او گفت: «ای شمعون، پسر یونا، آیا مرامحبت می‌نمایی؟» به او گفت: «بلی خداوندا، تومی دانی که تو را دوست می‌دارم.» بدو گفت: «گوسفندان مرا شبانی کن.» bible_en_fa And he that saw it bare record, and his record is true: and he knoweth that he saith true, that ye might believe. مرتبه سوم بدوگفت: «ای شمعون، پسر یونا، مرا دوست می‌داری؟» پطرس محزون گشت، زیرا مرتبه سوم بدو گفت «مرا دوست می‌داری؟» پس به اوگفت: «خداوندا، تو بر همه‌چیز واقف هستی. تومی دانی که تو را دوست می‌دارم.» عیسی بدوگفت: «گوسفندان مرا خوراک ده. bible_en_fa For these things were done, that the scripture should be fulfilled, A bone of him shall not be broken. آمین آمین به تو می‌گویم وقتی که جوان بودی، کمر خود رامی بستی و هر جا می‌خواستی می‌رفتی ولکن زمانی که پیر شوی دستهای خود را دراز خواهی کرد و دیگران تو را بسته به‌جایی که نمی خواهی تو را خواهند برد.» bible_en_fa And again another scripture saith, They shall look on him whom they pierced. و بدین سخن اشاره کردکه به چه قسم موت خدا را جلال خواهد داد وچون این را گفت، به او فرمود: «از عقب من بیا.» bible_en_fa And after this Joseph of Arimathaea, being a disciple of Jesus, but secretly for fear of the Jews, besought Pilate that he might take away the body of Jesus: and Pilate gave him leave. He came therefore, and took the body of Jesus. پطرس ملتفت شده، آن شاگردی که عیسی او را محبت می‌نمود دید که از عقب می‌آید؛ وهمان بود که بر سینه وی، وقت عشا تکیه می‌زد وگفت: «خداوندا کیست آن که تو را تسلیم می‌کند.» bible_en_fa And there came also Nicodemus, which at the first came to Jesus by night, and brought a mixture of myrrh and aloes, about an hundred pound weight. پس چون پطرس او را دید، به عیسی گفت: «ای خداوند و او چه شود؟» bible_en_fa Then took they the body of Jesus, and wound it in linen clothes with the spices, as the manner of the Jews is to bury. عیسی بدوگفت: «اگر بخواهم که او بماند تا باز آیم تو را چه؟ تو از عقب من بیا.» bible_en_fa Now in the place where he was crucified there was a garden; and in the garden a new sepulchre, wherein was never man yet laid. پس این سخن در میان برادران شهرت یافت که آن شاگرد نخواهد مرد. لیکن عیسی بدو نگفت که نمی میرد، بلکه «اگربخواهم که او بماند تا باز آیم تو را چه.»و این شاگردی است که به این چیزها شهادت داد و اینهارا نوشت و می‌دانیم که شهادت او راست است. bible_en_fa There laid they Jesus therefore because of the Jews' preparation day; for the sepulchre was nigh at hand. و این شاگردی است که به این چیزها شهادت داد و اینهارا نوشت و می‌دانیم که شهادت او راست است. bible_en_fa The first day of the week cometh Mary Magdalene early, when it was yet dark, unto the sepulchre, and seeth the stone taken away from the sepulchre. صحیفه اول را انشا نمودم، ای تیوفلس، درباره همه اموری که عیسی به عمل نمودن و تعلیم دادن آنها شروع کرد. bible_en_fa Then she runneth, and cometh to Simon Peter, and to the other disciple, whom Jesus loved, and saith unto them, They have taken away the Lord out of the sepulchre, and we know not where they have laid him. تا آن روزی که رسولان برگزیده خود را به روح‌القدس حکم کرده، بالا برده شد. bible_en_fa Peter therefore went forth, and that other disciple, and came to the sepulchre. که بدیشان نیز بعد از زحمت کشیدن خود، خویشتن را زنده ظاهر کرد به دلیلهای بسیار که در مدت چهل روز بر ایشان ظاهر می‌شد و درباره امور ملکوت خدا سخن می‌گفت. bible_en_fa So they ran both together: and the other disciple did outrun Peter, and came first to the sepulchre. و چون با ایشان جمع شد، ایشان راقدغن فرمود که «از اورشلیم جدا مشوید، بلکه منتظر آن وعده پدر باشید که از من شنیده‌اید. bible_en_fa And he stooping down, and looking in, saw the linen clothes lying; yet went he not in. زیرا که یحیی به آب تعمید می‌داد، لیکن شمابعد از اندک ایامی، به روح‌القدس تعمید خواهیدیافت.» bible_en_fa Then cometh Simon Peter following him, and went into the sepulchre, and seeth the linen clothes lie, پس آنانی که جمع بودند، از او سوال نموده، گفتند: «خداوندا آیا در این وقت ملکوت را براسرائیل باز برقرار خواهی داشت؟» bible_en_fa And the napkin, that was about his head, not lying with the linen clothes, but wrapped together in a place by itself. بدیشان گفت: «از شما نیست که زمانها و اوقاتی را که پدردر قدرت خود نگاه داشته است بدانید. bible_en_fa Then went in also that other disciple, which came first to the sepulchre, and he saw, and believed. لیکن چون روح‌القدس بر شما می‌آید، قوت خواهیدیافت و شاهدان من خواهید بود، در اورشلیم وتمامی یهودیه و سامره و تا اقصای جهان.» bible_en_fa For as yet they knew not the scripture, that he must rise again from the dead. و چون این را گفت، وقتی که ایشان همی نگریستند، بالا برده شد و ابری او را از چشمان ایشان در ربود. bible_en_fa Then the disciples went away again unto their own home. و چون به سوی آسمان چشم دوخته می‌بودند، هنگامی که او می‌رفت، ناگاه دومرد سفیدپوش نزد ایشان ایستاده، bible_en_fa But Mary stood without at the sepulchre weeping: and as she wept, she stooped down, and looked into the sepulchre, گفتند: «ای مردان جلیلی چرا ایستاده، به سوی آسمان نگرانید؟ همین عیسی که از نزد شما به آسمان بالابرده شد، باز خواهد آمد به همین طوری که او رابه سوی آسمان روانه دیدید.» bible_en_fa And seeth two angels in white sitting, the one at the head, and the other at the feet, where the body of Jesus had lain. آنگاه به اورشلیم مراجعت کردند، از کوه مسمی به زیتون که نزدیک به اورشلیم به مسافت سفر یک روز سبت است. bible_en_fa And they say unto her, Woman, why weepest thou? She saith unto them, Because they have taken away my Lord, and I know not where they have laid him. و چون داخل شدند، به بالاخانه‌ای برآمدند که در آنجا پطرس و یوحناو یعقوب و اندریاس و فیلپس و توما و برتولما ومتی و یعقوب بن حلفی و شمعون غیور و یهودای برادر بعقوب مقیم بودند. bible_en_fa And when she had thus said, she turned herself back, and saw Jesus standing, and knew not that it was Jesus. و جمیع اینها با زنان و مریم مادر عیسی و برادران او به یکدل درعبادت و دعا مواظب می‌بودند. bible_en_fa Jesus saith unto her, Woman, why weepest thou? whom seekest thou? She, supposing him to be the gardener, saith unto him, Sir, if thou have borne him hence, tell me where thou hast laid him, and I will take him away. و در آن ایام، پطرس در میان برادران که عدد اسامی ایشان جمله قریب به صد و بیست بود برخاسته، گفت: bible_en_fa Jesus saith unto her, Mary. She turned herself, and saith unto him, Rabboni; which is to say, Master. «ای برادران، می‌بایست آن نوشته تمام شود که روح‌القدس از زبان داودپیش گفت درباره یهودا که راهنما شد برای آنانی که عیسی را گرفتند. bible_en_fa Jesus saith unto her, Touch me not; for I am not yet ascended to my Father: but go to my brethren, and say unto them, I ascend unto my Father, and your Father; and to my God, and your God. که او با ما محسوب شده، نصیبی در این خدمت یافت. bible_en_fa Mary Magdalene came and told the disciples that she had seen the Lord, and that he had spoken these things unto her. پس او از اجرت ظلم خود، زمینی خریده، به روی درافتاده، ازمیان پاره شد و تمامی امعایش ریخته گشت. bible_en_fa Then the same day at evening, being the first day of the week, when the doors were shut where the disciples were assembled for fear of the Jews, came Jesus and stood in the midst, and saith unto them, Peace be unto you. وبر تمام سکنه اورشلیم معلوم گردید چنانکه آن زمین در لغت ایشان به حقل دما، یعنی زمین خون نامیده شد. bible_en_fa And when he had so said, he shewed unto them his hands and his side. Then were the disciples glad, when they saw the Lord. زیرا در کتاب زبور مکتوب است که خانه او خراب بشود و هیچ‌کس در آن مسکن نگیرد و نظارتش را دیگری ضبط نماید. bible_en_fa Then said Jesus to them again, Peace be unto you: as my Father hath sent me, even so send I you. الحال می‌باید از آن مردمانی که همراهان ما بودند، درتمام آن مدتی که عیسی خداوند با ما آمد و رفت می‌کرد، bible_en_fa And when he had said this, he breathed on them, and saith unto them, Receive ye the Holy Ghost: از زمان تعمید یحیی، تا روزی که ازنزد ما بالا برده شد، یکی از ایشان با ما شاهدبرخاستن او بشود.» bible_en_fa Whose soever sins ye remit, they are remitted unto them; and whose soever sins ye retain, they are retained. آنگاه دو نفر یعنی یوسف مسمی به برسباکه به یوستس ملقب بود و متیاس را برپا داشتند، bible_en_fa But Thomas, one of the twelve, called Didymus, was not with them when Jesus came. و دعا کرده، گفتند: «تو‌ای خداوند که عارف قلوب همه هستی، بنما کدام‌یک از این دو رابرگزیده‌ای bible_en_fa The other disciples therefore said unto him, We have seen the Lord. But he said unto them, Except I shall see in his hands the print of the nails, and put my finger into the print of the nails, and thrust my hand into his side, I will not believe. تا قسمت این خدمت و رسالت رابیابد که یهودا از آن باز افتاده، به مکان خودپیوست.»پس قرعه به نام ایشان افکندند وقرعه به نام متیاس برآمد و او با یازده رسول محسوب گشت. bible_en_fa And after eight days again his disciples were within, and Thomas with them: then came Jesus, the doors being shut, and stood in the midst, and said, Peace be unto you. پس قرعه به نام ایشان افکندند وقرعه به نام متیاس برآمد و او با یازده رسول محسوب گشت. bible_en_fa Then saith he to Thomas, reach hither thy finger, and behold my hands; and reach hither thy hand, and thrust it into my side: and be not faithless, but believing. و چون روز پنطیکاست رسید، به یک دل در یکجا بودند. bible_en_fa And Thomas answered and said unto him, My Lord and my God. که ناگاه آوازی چون صدای وزیدن باد شدید از آسمان آمد و تمام آن خانه را که در آنجا نشسته بودند پر ساخت. bible_en_fa Jesus saith unto him, Thomas, because thou hast seen me, thou hast believed: blessed are they that have not seen, and yet have believed. وزبانه های منقسم شده، مثل زبانه های آتش بدیشان ظاهر گشته، بر هر یکی از ایشان قرار گرفت. bible_en_fa And many other signs truly did Jesus in the presence of his disciples, which are not written in this book: و همه از روح‌القدس پر گشته، به زبانهای مختلف، به نوعی که روح بدیشان قدرت تلفظ بخشید، به سخن‌گفتن شروع کردند. bible_en_fa But these are written, that ye might believe that Jesus is the Christ, the Son of God; and that believing ye might have life through his name. و مردم یهود دین دار از هر طایفه زیر فلک دراورشلیم منزل می‌داشتند. bible_en_fa After these things Jesus shewed himself again to the disciples at the sea of Tiberias; and on this wise shewed he himself. پس چون این صدابلند شد گروهی فراهم شده در حیرت افتادندزیرا هر کس لغت خود را از ایشان شنید. bible_en_fa There were together Simon Peter, and Thomas called Didymus, and Nathanael of Cana in Galilee, and the sons of Zebedee, and two other of his disciples. و همه مبهوت و متعجب شده به یکدیگر می‌گفتند: «مگر همه اینها که حرف می‌زنند جلیلی نیستند؟ bible_en_fa Simon Peter saith unto them, I go a fishing. They say unto him, We also go with thee. They went forth, and entered into a ship immediately; and that night they caught nothing. پس چون است که هر یکی از ما لغت خود را که در آن تولد یافته‌ایم می‌شنویم؟ bible_en_fa But when the morning was now come, Jesus stood on the shore: but the disciples knew not that it was Jesus. پارتیان و مادیان و عیلامیان و ساکنان جزیره و یهودیه و کپدکیا وپنطس و آسیا bible_en_fa Then Jesus saith unto them, Children, have ye any meat? They answered him, No. و فریجیه و پمفلیه و مصر ونواحی لبیا که متصل به قیروان است و غربا از روم یعنی یهودیان و جدیدان bible_en_fa And he said unto them, Cast the net on the right side of the ship, and ye shall find. They cast therefore, and now they were not able to draw it for the multitude of fishes. و اهل کریت و عرب اینها را می‌شنویم که به زبانهای ما ذکر کبریایی خدا می‌کنند.» bible_en_fa Therefore that disciple whom Jesus loved saith unto Peter, It is the Lord. Now when Simon Peter heard that it was the Lord, he girt his fisher's coat unto him, (for he was naked,) and did cast himself into the sea. پس همه در حیرت و شک افتاده، به یکدیگر گفتند: «این به کجا خواهدانجامید؟» bible_en_fa And the other disciples came in a little ship; (for they were not far from land, but as it were two hundred cubits,) dragging the net with fishes. اما بعضی استهزاکنان گفتند که «ازخمر تازه مست شده‌اند!» bible_en_fa As soon then as they were come to land, they saw a fire of coals there, and fish laid thereon, and bread. پس پطرس با آن یازده برخاسته، آواز خودرا بلند کرده، بدیشان گفت: «ای مردان یهود وجمیع سکنه اورشلیم، این را بدانید و سخنان مرافرا‌گیرید. bible_en_fa Jesus saith unto them, Bring of the fish which ye have now caught. زیرا که اینها مست نیستند چنانکه شما گمان می‌برید، زیرا که ساعت سوم از روزاست. bible_en_fa Simon Peter went up, and drew the net to land full of great fishes, and hundred and fifty and three: and for all there were so many, yet was not the net broken. بلکه این همان است که یوئیل نبی گفت bible_en_fa Jesus saith unto them, Come and dine. And none of the disciples durst ask him, Who art thou? knowing that it was the Lord. که "خدا می‌گوید در ایام آخر چنین خواهدبود که از روح خود بر تمام بشر خواهم ریخت وپسران و دختران شما نبوت کنند و جوانان شما رویاها و پیران شما خوابها خواهند دید؛ bible_en_fa Jesus then cometh, and taketh bread, and giveth them, and fish likewise. و برغلامان و کنیزان خود در آن ایام از روح خودخواهم ریخت و ایشان نبوت خواهند نمود. bible_en_fa This is now the third time that Jesus shewed himself to his disciples, after that he was risen from the dead. واز بالا در افلاک، عجایب و از پایین در زمین، آیات را از خون و آتش و بخار دود به ظهور آورم. bible_en_fa So when they had dined, Jesus saith to Simon Peter, Simon, son of Jonas, lovest thou me more than these? He saith unto him, Yea, Lord; thou knowest that I love thee. He saith unto him, Feed my lambs. خورشید به ظلمت و ماه به خون مبدل گرددقبل از وقوع روز عظیم مشهور خداوند. bible_en_fa He saith to him again the second time, Simon, son of Jonas, lovest thou me? He saith unto him, Yea, Lord; thou knowest that I love thee. He saith unto him, Feed my sheep. وچنین خواهد بود که هر‌که نام خداوند را بخواند، نجات یابد." bible_en_fa He saith unto him the third time, Simon, son of Jonas, lovest thou me? Peter was grieved because he said unto him the third time, Lovest thou me? And he said unto him, Lord, thou knowest all things; thou knowest that I love thee. Jesus saith unto him, Feed my sheep. «ای مردان اسرائیلی این سخنان را بشنوید. عیسی ناصری مردی که نزد شما از جانب خدامبرهن گشت به قوات و عجایب و آیاتی که خدادر میان شما از او صادر گردانید، چنانکه خودمی دانید، bible_en_fa Verily, verily, I say unto thee, When thou wast young, thou girdedst thyself, and walkedst whither thou wouldest: but when thou shalt be old, thou shalt stretch forth thy hands, and another shall gird thee, and carry thee whither thou wouldest not. این شخص چون برحسب اراده مستحکم و پیشدانی خدا تسلیم شد، شما به‌دست گناهکاران بر صلیب کشیده، کشتید، bible_en_fa This spake he, signifying by what death he should glorify God. And when he had spoken this, he saith unto him, Follow me. که خدا دردهای موت را گسسته، او را برخیزانیدزیرا محال بود که موت او را در بند نگاه دارد، bible_en_fa Then Peter, turning about, seeth the disciple whom Jesus loved following; which also leaned on his breast at supper, and said, Lord, which is he that betrayeth thee? زیرا که داود درباره وی می‌گوید: "خداوند راهمواره پیش روی خود دیده‌ام که به‌دست راست من است تا جنبش نخورم؛ bible_en_fa Peter seeing him saith to Jesus, Lord, and what shall this man do? از این سبب دلم شادگردید و زبانم به وجد آمد بلکه جسدم نیز در امیدساکن خواهد بود؛ bible_en_fa Jesus saith unto him, If I will that he tarry till I come, what is that to thee? follow thou me. زیرا که نفس مرا در عالم اموات نخواهی گذاشت و اجازت نخواهی داد که قدوس تو فساد را ببیند. bible_en_fa Then went this saying abroad among the brethren, that that disciple should not die: yet Jesus said not unto him, He shall not die; but, If I will that he tarry till I come, what is that to thee? طریقهای حیات را به من آموختی و مرا از روی خود به خرمی سیرگردانیدی." bible_en_fa This is the disciple which testifieth of these things, and wrote these things: and we know that his testimony is true. «ای برادران، می‌توانم درباره داود پطریارخ با شما بی‌محابا سخن گویم که او وفات نموده، دفن شد و مقبره او تا امروز در میان ماست. bible_en_fa And there are also many other things which Jesus did, the which, if they should be written every one, I suppose that even the world itself could not contain the books that should be written. Amen. پس چون نبی بود و دانست که خدا برای او قسم خوردکه از ذریت صلب او بحسب جسد، مسیح رابرانگیزاند تا بر تخت او بنشیند، bible_en_fa The former treatise have I made, O Theophilus, of all that Jesus began both to do and teach, درباره قیامت مسیح پیش دیده، گفت که نفس او در عالم اموات گذاشته نشود و جسد او فساد را نبیند. bible_en_fa Until the day in which he was taken up, after that he through the Holy Ghost had given commandments unto the apostles whom he had chosen: پس همان عیسی را خدا برخیزانید و همه ما شاهد برآن هستیم. bible_en_fa To whom also he shewed himself alive after his passion by many infallible proofs, being seen of them forty days, and speaking of the things pertaining to the kingdom of God: پس چون به‌دست راست خدا بالابرده شد، روح‌القدس موعود را از پدر یافته، این را که شما حال می‌بینید و می‌شنوید ریخته است. bible_en_fa And, being assembled together with them, commanded them that they should not depart from Jerusalem, but wait for the promise of the Father, which, saith he, ye have heard of me. زیرا که داود به آسمان صعود نکرد لیکن خودمی گوید "خداوند به خداوند من گفت بر دست راست من بنشین bible_en_fa For John truly baptized with water; but ye shall be baptized with the Holy Ghost not many days hence. تا دشمنانت را پای انداز توسازم." bible_en_fa When they therefore were come together, they asked of him, saying, Lord, wilt thou at this time restore again the kingdom to Israel? پس جمیع خاندان اسرائیل یقین بدانندکه خدا همین عیسی را که شما مصلوب کردیدخداوند و مسیح ساخته است.» bible_en_fa And he said unto them, It is not for you to know the times or the seasons, which the Father hath put in his own power. چون شنیدند دلریش گشته، به پطرس وسایر رسولان گفتند: «ای برادران چه کنیم؟» bible_en_fa But ye shall receive power, after that the Holy Ghost is come upon you: and ye shall be witnesses unto me both in Jerusalem, and in all Judaea, and in Samaria, and unto the uttermost part of the earth. پطرس بدیشان گفت: «توبه کنید و هر یک ازشما به اسم عیسی مسیح بجهت آمرزش گناهان تعمید گیرید و عطای روح‌القدس را خواهیدیافت. bible_en_fa And when he had spoken these things, while they beheld, he was taken up; and a cloud received him out of their sight. زیرا که این وعده است برای شما وفرزندان شما و همه آنانی که دورند یعنی هرکه خداوند خدای ما او را بخواند.» bible_en_fa And while they looked stedfastly toward heaven as he went up, behold, two men stood by them in white apparel; و به سخنان بسیار دیگر، بدیشان شهادت داد و موعظه نموده، گفت که «خود را از این فرقه کجرو رستگارسازید.» bible_en_fa Which also said, Ye men of Galilee, why stand ye gazing up into heaven? this same Jesus, which is taken up from you into heaven, shall so come in like manner as ye have seen him go into heaven. پس ایشان کلام او را پذیرفته، تعمیدگرفتند و در همان روز تخمین سه هزار نفر بدیشان پیوستند bible_en_fa Then returned they unto Jerusalem from the mount called Olivet, which is from Jerusalem a sabbath day's journey. و در تعلیم رسولان ومشارکت ایشان و شکستن نان و دعاها مواظبت می‌نمودند. bible_en_fa And when they were come in, they went up into an upper room, where abode both Peter, and James, and John, and Andrew, Philip, and Thomas, Bartholomew, and Matthew, James the son of Alphaeus, and Simon Zelotes, and Judas the brother of James. و همه خلق ترسیدند و معجزات وعلامات بسیار از دست رسولان صادر می‌گشت. bible_en_fa These all continued with one accord in prayer and supplication, with the women, and Mary the mother of Jesus, and with his brethren. و همه ایمانداران با هم می‌زیستند و درهمه‌چیز شریک می‌بودند bible_en_fa And in those days Peter stood up in the midst of the disciples, and said, (the number of names together were about an hundred and twenty,) و املاک و اموال خود را فروخته، آنها را به هر کس به قدراحتیاجش تقسیم می‌کردند. bible_en_fa Men and brethren, this scripture must needs have been fulfilled, which the Holy Ghost by the mouth of David spake before concerning Judas, which was guide to them that took Jesus. و هر روزه درهیکل به یکدل پیوسته می‌بودند و در خانه‌ها نان را پاره می‌کردند و خوراک را به خوشی وساده دلی می‌خوردند.و خدا را حمد می‌گفتندو نزد تمامی خلق عزیز می‌گردیدند و خداوند هرروزه ناجیان را بر کلیسا می‌افزود. bible_en_fa For he was numbered with us, and had obtained part of this ministry. و خدا را حمد می‌گفتندو نزد تمامی خلق عزیز می‌گردیدند و خداوند هرروزه ناجیان را بر کلیسا می‌افزود. bible_en_fa Now this man purchased a field with the reward of iniquity; and falling headlong, he burst asunder in the midst, and all his bowels gushed out. و در ساعت نهم، وقت نماز، پطرس و یوحنا با هم به هیکل می‌رفتند. bible_en_fa And it was known unto all the dwellers at Jerusalem; insomuch as that field is called in their proper tongue, Aceldama, that is to say, The field of blood. ناگاه مردی را که لنگ مادرزاد بود می‌بردند که او را هرروزه بر آن در هیکل که جمیل نام داردمی گذاشتند تا از روندگان به هیکل صدقه بخواهد. bible_en_fa For it is written in the book of Psalms, Let his habitation be desolate, and let no man dwell therein: and his bishoprick let another take. آن شخص چون پطرس و یوحنا رادید که می‌خواهند به هیکل داخل شوند، صدقه خواست. bible_en_fa Wherefore of these men which have companied with us all the time that the Lord Jesus went in and out among us, اما پطرس با یوحنا بر وی نیک نگریسته، گفت: «به ما بنگر.» bible_en_fa Beginning from the baptism of John, unto that same day that he was taken up from us, must one be ordained to be a witness with us of his resurrection. پس بر ایشان نظرافکنده، منتظر بود که از ایشان چیزی بگیرد. bible_en_fa And they appointed two, Joseph called Barsabas, who was surnamed Justus, and Matthias. آنگاه پطرس گفت: «مرا طلا و نقره نیست، اماآنچه دارم به تو می‌دهم. به نام عیسی مسیح ناصری برخیز و بخرام!» bible_en_fa And they prayed, and said, Thou, Lord, which knowest the hearts of all men, shew whether of these two thou hast chosen, و دست راستش راگرفته او را برخیزانید که در ساعت پایها و ساقهای او قوت گرفت bible_en_fa That he may take part of this ministry and apostleship, from which Judas by transgression fell, that he might go to his own place. و برجسته بایستاد وخرامید و با ایشان خرامان و جست و خیزکنان وخدا را حمدگویان داخل هیکل شد. bible_en_fa And they gave forth their lots; and the lot fell upon Matthias; and he was numbered with the eleven apostles. و جمیع قوم او را خرامان و خدا راتسبیح خوانان دیدند. bible_en_fa And when the day of Pentecost was fully come, they were all with one accord in one place. و چون او را شناختند که همان است که به در جمیل هیکل بجهت صدقه می‌نشست، به‌سبب این امر که بر او واقع شد، متعجب و متحیر گردیدند. bible_en_fa And suddenly there came a sound from heaven as of a rushing mighty wind, and it filled all the house where they were sitting. و چون آن لنگ شفایافته به پطرس و یوحنا متمسک بود، تمامی قوم در رواقی که به سلیمانی مسمی است، حیرت زده بشتاب گرد ایشان جمع شدند. bible_en_fa And there appeared unto them cloven tongues like as of fire, and it sat upon each of them. آنگاه پطرس ملتفت شده، بدان جماعت خطاب کرد که «ای مردان اسرائیلی، چرا از این کار تعجب دارید و چرا بر ما چشم دوخته‌اید که گویا به قوت و تقوای خود این شخص را خرامان ساختیم؟ bible_en_fa And they were all filled with the Holy Ghost, and began to speak with other tongues, as the Spirit gave them utterance. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب، خدای اجداد ما، بنده خود عیسی را جلال داد که شما تسلیم نموده، او را در حضور پیلاطس انکارکردید، هنگامی که او حکم به رهانیدنش داد. bible_en_fa And there were dwelling at Jerusalem Jews, devout men, out of every nation under heaven. اما شما آن قدوس و عادل را منکر شده، خواستید که مردی خون ریز به شما بخشیده شود. bible_en_fa Now when this was noised abroad, the multitude came together, and were confounded, because that every man heard them speak in his own language. و رئیس حیات را کشتید که خدا او را ازمردگان برخیزانید و ما شاهد بر او هستیم. bible_en_fa And they were all amazed and marvelled, saying one to another, Behold, are not all these which speak Galilaeans? و به‌سبب ایمان به اسم او، اسم او این شخص را که می‌بینید و می‌شناسید قوت بخشیده است. بلی آن ایمانی که به وسیله اوست این کس را پیش روی همه شما این صحت کامل داده است. bible_en_fa And how hear we every man in our own tongue, wherein we were born? «و الحال‌ای برادران، می‌دانم که شما وچنین حکام شما این را به‌سبب ناشناسایی کردید. bible_en_fa Parthians, and Medes, and Elamites, and the dwellers in Mesopotamia, and in Judaea, and Cappadocia, in Pontus, and Asia, و لیکن خدا آن اخباری را که به زبان جمیع انبیای خود، پیش گفته بود که مسیح باید زحمت بیند، همینطور به انجام رسانید. bible_en_fa Phrygia, and Pamphylia, in Egypt, and in the parts of Libya about Cyrene, and strangers of Rome, Jews and proselytes, پس توبه وبازگشت کنید تا گناهان شما محو گردد و تا اوقات استراحت از حضور خداوند برسد. bible_en_fa Cretes and Arabians, we do hear them speak in our tongues the wonderful works of God. و عیسی مسیح را که از اول برای شما اعلام شده بودبفرستد، bible_en_fa And they were all amazed, and were in doubt, saying one to another, What meaneth this? که می‌باید آسمان او را پذیرد تا زمان معاد همه‌چیز که خدا از بدوعالم به زبان جمیع انبیای مقدس خود، از آن اخبار نمود. bible_en_fa Others mocking said, These men are full of new wine. زیراموسی به اجداد گفت که خداوند خدای شما نبی مثل من، از میان برادران شما برای شما برخواهدانگیخت. کلام او را در هر‌چه به شما تکلم کندبشنوید؛ bible_en_fa But Peter, standing up with the eleven, lifted up his voice, and said unto them, Ye men of Judaea, and all ye that dwell at Jerusalem, be this known unto you, and hearken to my words: و هر نفسی که آن نبی را نشنود، از قوم منقطع گردد. bible_en_fa For these are not drunken, as ye suppose, seeing it is but the third hour of the day. و جمیع انبیا نیز از سموئیل وآنانی که بعد از او تکلم کردند از این ایام اخبارنمودند. bible_en_fa But this is that which was spoken by the prophet Joel; شما هستید اولاد پیغمبران و آن عهدی که خدا با اجداد ما بست، وقتی که به ابراهیم گفت از ذریت تو جمیع قبایل زمین، برکت خواهند یافتبرای شما اولا خدا بنده خودعیسی را برخیزانیده، فرستاد تا شما را برکت دهدبه برگردانیدن هر یکی از شما از گناهانش.» bible_en_fa And it shall come to pass in the last days, saith God,I will pour out of my Spirit upon all flesh: and your sons and your daughters shall prophesy, and your young men shall see visions, and your old men shall dream dreams: برای شما اولا خدا بنده خودعیسی را برخیزانیده، فرستاد تا شما را برکت دهدبه برگردانیدن هر یکی از شما از گناهانش.» bible_en_fa And on my servants and on my handmaidens I will pour out in those days of my Spirit; and they shall prophesy: و چون ایشان با قوم سخن می‌گفتند، کهنه وسردار سپاه هیکل و صدوقیان بر سر ایشان تاختند، bible_en_fa And I will shew wonders in heaven above, and signs in the earth beneath; blood, and fire, and vapour of smoke: چونکه مضطرب بودند از اینکه ایشان قوم را تعلیم می‌دادند و در عیسی به قیامت ازمردگان اعلام می‌نمودند. bible_en_fa The sun shall be turned into darkness, and the moon into blood, before that great and notable day of the Lord come: پس دست بر ایشان انداخته، تا فردا محبوس نمودند زیرا که آن، وقت عصر بود. bible_en_fa And it shall come to pass, that whosoever shall call on the name of the Lord shall be saved. اما بسیاری از آنانی که کلام را شنیدند ایمان آوردند و عدد ایشان قریب به پنج هزاررسید. bible_en_fa Ye men of Israel, hear these words; Jesus of Nazareth, a man approved of God among you by miracles and wonders and signs, which God did by him in the midst of you, as ye yourselves also know: بامدادان روسا و مشایخ و کاتبان ایشان دراورشلیم فراهم آمدند، bible_en_fa Him, being delivered by the determinate counsel and foreknowledge of God, ye have taken, and by wicked hands have crucified and slain: با حنای رئیس کهنه وقیافا و یوحنا و اسکندر و همه کسانی که از قبیله رئیس کهنه بودند. bible_en_fa Whom God hath raised up, having loosed the pains of death: because it was not possible that he should be holden of it. و ایشان را در میان بداشتند واز ایشان پرسیدند که «شما به کدام قوت و به چه نام این کار را کرده‌اید؟» bible_en_fa For David speaketh concerning him, I foresaw the Lord always before my face, for he is on my right hand, that I should not be moved: آنگاه پطرس ازروح‌القدس پر شده، بدیشان گفت: «ای روسای قوم و مشایخ اسرائیل، bible_en_fa Therefore did my heart rejoice, and my tongue was glad; moreover also my flesh shall rest in hope: اگر امروز از ما بازپرس می‌شود درباره احسانی که بدین مرد ضعیف شده، یعنی به چه سبب او صحت یافته است، bible_en_fa Because thou wilt not leave my soul in hell, neither wilt thou suffer thine Holy One to see corruption. جمیع شما و تمام قوم اسرائیل را معلوم باد که به نام عیسی مسیح ناصری که شما مصلوب کردید و خدا او را از مردگان برخیزانید، در او این کس به حضور شما تندرست ایستاده است. bible_en_fa Thou hast made known to me the ways of life; thou shalt make me full of joy with thy countenance. این است آن سنگی که شما معماران آن را رد کردید والحال سر زاویه شده است. bible_en_fa Men and brethren, let me freely speak unto you of the patriarch David, that he is both dead and buried, and his sepulchre is with us unto this day. و در هیچ‌کس غیراز او نجات نیست زیرا که اسمی دیگر زیر آسمان به مردم عطانشده که بدان باید ما نجات یابیم.» bible_en_fa Therefore being a prophet, and knowing that God had sworn with an oath to him, that of the fruit of his loins, according to the flesh, he would raise up Christ to sit on his throne; پس چون دلیری پطرس و یوحنا را دیدندو دانستند که مردم بی‌علم و امی هستند، تعجب کردند و ایشان را شناختند که از همراهان عیسی بودند. bible_en_fa He seeing this before spake of the resurrection of Christ, that his soul was not left in hell, neither his flesh did see corruption. و چون آن شخص را که شفا یافته بود باایشان ایستاده دیدند، نتوانستند به ضد ایشان چیزی گویند. bible_en_fa This Jesus hath God raised up, whereof we all are witnesses. پس حکم کردند که ایشان ازمجلس بیرون روند و با یکدیگر مشورت کرده، گفتند bible_en_fa Therefore being by the right hand of God exalted, and having received of the Father the promise of the Holy Ghost, he hath shed forth this, which ye now see and hear. که «با این دو شخص چه کنیم؟ زیرا که برجمیع سکنه اورشلیم واضح شد که معجزه‌ای آشکار از ایشان صادر گردید و نمی توانیم انکار کرد. bible_en_fa For David is not ascended into the heavens: but he saith himself, The LORD said unto my Lord, Sit thou on my right hand, لیکن تا بیشتر در میان قوم شیوع نیابد، ایشان را سخت تهدید کنیم که دیگر با هیچ‌کس این اسم را به زبان نیاورند.» bible_en_fa Until I make thy foes thy footstool. پس ایشان راخواسته قدغن کردند که هرگز نام عیسی را بر زبان نیاورند و تعلیم ندهند. bible_en_fa Therefore let all the house of Israel know assuredly, that God hath made that same Jesus, whom ye have crucified, both Lord and Christ. اما پطرس و یوحنا درجواب ایشان گفتند: «اگر نزد خدا صواب است که اطاعت شما را بر اطاعت خدا ترجیح دهیم حکم کنید. bible_en_fa Now when they heard this, they were pricked in their heart, and said unto Peter and to the rest of the apostles, Men and brethren, what shall we do? زیرا که ما را امکان آن نیست که آنچه دیده و شنیده‌ایم، نگوییم.» bible_en_fa Then Peter said unto them, Repent, and be baptized every one of you in the name of Jesus Christ for the remission of sins, and ye shall receive the gift of the Holy Ghost. و چون ایشان رازیاد تهدید نموده بودند، آزاد ساختند چونکه راهی نیافتند که ایشان را معذب سازند به‌سبب قوم زیرا همه به واسطه آن ماجرا خدا را تمجیدمی نمودند، bible_en_fa For the promise is unto you, and to your children, and to all that are afar off, even as many as the Lord our God shall call. زیرا آن شخص که معجزه شفا دراو پدید گشت، بیشتر از چهل ساله بود. bible_en_fa And with many other words did he testify and exhort, saying, Save yourselves from this untoward generation. و چون رهایی یافتند، نزد رفقای خودرفتند و ایشان را از آنچه روسای کهنه و مشایخ بدیشان گفته بودند، مطلع ساختند. bible_en_fa Then they that gladly received his word were baptized: and the same day there were added unto them about three thousand souls. چون این راشنیدند، آواز خود را به یکدل به خدا بلند کرده، گفتند: «خداوندا، تو آن خدا هستی که آسمان وزمین و دریا و آنچه در آنها است آفریدی، bible_en_fa And they continued stedfastly in the apostles' doctrine and fellowship, and in breaking of bread, and in prayers. که بوسیله روح‌القدس به زبان پدر ما و بنده خودداود گفتی "چرا امت‌ها هنگامه می‌کنند و قومها به باطل می‌اندیشند؛ bible_en_fa And fear came upon every soul: and many wonders and signs were done by the apostles. سلاطین زمین برخاستند وحکام با هم مشورت کردند، برخلاف خداوند وبرخلاف مسیحش." bible_en_fa And all that believed were together, and had all things common; زیرا که فی الواقع بر بنده قدوس تو عیسی که او را مسح کردی، هیرودیس و پنطیوس پیلاطس با امت‌ها و قومهای اسرائیل با هم جمع شدند، bible_en_fa And sold their possessions and goods, and parted them to all men, as every man had need. تا آنچه را که دست و رای تو از قبل مقدر فرموده بود، به‌جا آورند. bible_en_fa And they, continuing daily with one accord in the temple, and breaking bread from house to house, did eat their meat with gladness and singleness of heart, و الان ای خداوند، به تهدیدات ایشان نظر کن و غلامان خود را عطا فرما تا به دلیری تمام به کلام تو سخن گویند، bible_en_fa Praising God, and having favour with all the people. And the Lord added to the church daily such as should be saved. به دراز کردن دست خود، بجهت شفادادن و جاری کردن آیات و معجزات به نام بنده قدوس خود عیسی.» bible_en_fa Now Peter and John went up together into the temple at the hour of prayer, being the ninth hour. و چون ایشان دعا کرده بودند، مکانی که درآن جمع بودند به حرکت آمد و همه به روح‌القدس پر شده، کلام خدا را به دلیری می‌گفتند. bible_en_fa And a certain man lame from his mother's womb was carried, whom they laid daily at the gate of the temple which is called Beautiful, to ask alms of them that entered into the temple; و جمله مومنین را یک دل و یک جان بود، بحدی که هیچ‌کس چیزی از اموال خودرا از آن خود نمی دانست، بلکه همه‌چیز رامشترک می‌داشتند. bible_en_fa Who seeing Peter and John about to go into the temple asked an alms. و رسولان به قوت عظیم به قیامت عیسی خداوند شهادت می‌دادند و فیضی عظیم برهمگی ایشان بود. bible_en_fa And Peter, fastening his eyes upon him with John, said, Look on us. زیرا هیچ‌کس از آن گروه محتاج نبود زیرا هر‌که صاحب زمین یا خانه بود، آنها را فروختند و قیمت مبیعات را آورده، bible_en_fa And he gave heed unto them, expecting to receive something of them. به قدمهای رسولان می‌نهادند و به هر یک بقدراحتیاجش تقسیم می‌نمودند. bible_en_fa Then Peter said, Silver and gold have I none; but such as I have give I thee: In the name of Jesus Christ of Nazareth rise up and walk. و یوسف که رسولان او را برنابا یعنی ابن الوعظ لقب دادند، مردی از سبط لاوی و از طایفه قپرسی،زمینی را که داشت فروخته، قیمت آن را آورد و پیش قدمهای رسولان گذارد. bible_en_fa And he took him by the right hand, and lifted him up: and immediately his feet and ancle bones received strength. زمینی را که داشت فروخته، قیمت آن را آورد و پیش قدمهای رسولان گذارد. bible_en_fa And he leaping up stood, and walked, and entered with them into the temple, walking, and leaping, and praising God. اما شخصی حنانیا نام، با زوجه‌اش سفیره ملکی فروخته، bible_en_fa And all the people saw him walking and praising God: قدری از قیمت آن را به اطلاع زن خود نگاه داشت و قدری از آن راآورده، نزد قدمهای رسولان نهاد. bible_en_fa And they knew that it was he which sat for alms at the Beautiful gate of the temple: and they were filled with wonder and amazement at that which had happened unto him. آنگاه پطرس گفت: «ای حنانیا چرا شیطان دل تو را پر ساخته است تا روح‌القدس را فریب دهی و مقداری ازقیمت زمین را نگاه داری؟ bible_en_fa And as the lame man which was healed held Peter and John, all the people ran together unto them in the porch that is called Solomon's, greatly wondering. آیا چون داشتی از آن تو نبود و چون فروخته شد در اختیار تو نبود؟ چرا این را در دل خود نهادی؟ به انسان دروغ نگفتی بلکه به خدا.» bible_en_fa And when Peter saw it, he answered unto the people, Ye men of Israel, why marvel ye at this? or why look ye so earnestly on us, as though by our own power or holiness we had made this man to walk? حنانیا چون این سخنان راشنید افتاده، جان بداد و خوفی شدید بر همه شنوندگان این چیزها مستولی گشت. bible_en_fa The God of Abraham, and of Isaac, and of Jacob, the God of our fathers, hath glorified his Son Jesus; whom ye delivered up, and denied him in the presence of Pilate, when he was determined to let him go. آنگاه جوانان برخاسته، او را کفن کردند و بیرون برده، دفن نمودند. bible_en_fa But ye denied the Holy One and the Just, and desired a murderer to be granted unto you; و تخمین سه ساعت گذشت که زوجه‌اش ازماجرا مطلع نشده درآمد. bible_en_fa And killed the Prince of life, whom God hath raised from the dead; whereof we are witnesses. پطرس بدو گفت: «مرابگو که آیا زمین را به همین قیمت فروختید؟» گفت: «بلی، به همین.» bible_en_fa And his name through faith in his name hath made this man strong, whom ye see and know: yea, the faith which is by him hath given him this perfect soundness in the presence of you all. پطرس به وی گفت: «برای چه متفق شدید تا روح خداوند را امتحان کنید؟ اینک پایهای آنانی که شوهر تو را دفن کردند، بر آستانه است و تو را هم بیرون خواهندبرد.» bible_en_fa And now, brethren, I wot that through ignorance ye did it, as did also your rulers. در ساعت پیش قدمهای او افتاده، جان بداد و جوانان داخل شده، او را مرده یافتند. پس بیرون برده، به پهلوی شوهرش دفن کردند. bible_en_fa But those things, which God before had shewed by the mouth of all his prophets, that Christ should suffer, he hath so fulfilled. وخوفی شدید تمامی کلیسا و همه آنانی را که این را شنیدند، فرو گرفت. bible_en_fa Repent ye therefore, and be converted, that your sins may be blotted out, when the times of refreshing shall come from the presence of the Lord; و آیات و معجزات عظیمه از دستهای رسولان در میان قوم به ظهور می‌رسید و همه به یکدل در رواق سلیمان می‌بودند. bible_en_fa And he shall send Jesus Christ, which before was preached unto you: اما احدی ازدیگران جرات نمی کرد که بدیشان ملحق شود، لیکن خلق، ایشان را محترم می‌داشتند. bible_en_fa Whom the heaven must receive until the times of restitution of all things, which God hath spoken by the mouth of all his holy prophets since the world began. وبیشتر ایمانداران به خداوند متحد می‌شدند، انبوهی از مردان و زنان، bible_en_fa For Moses truly said unto the fathers, A prophet shall the Lord your God raise up unto you of your brethren, like unto me; him shall ye hear in all things whatsoever he shall say unto you. بقسمی که مریضان رادر کوچه‌ها بیرون آوردند و بر بسترها و تختهاخوابانیدند تا وقتی که پطرس آید، اقلا سایه او بربعضی از ایشان بیفتد. bible_en_fa And it shall come to pass, that every soul, which will not hear that prophet, shall be destroyed from among the people. و گروهی از بلدان اطراف اورشلیم، بیماران و رنج دیدگان ارواح پلیده را آورده، جمع شدند و جمیع ایشان شفایافتند. bible_en_fa Yea, and all the prophets from Samuel and those that follow after, as many as have spoken, have likewise foretold of these days. اما رئیس کهنه و همه رفقایش که از طایفه صدوقیان بودند، برخاسته، به غیرت پر گشتند bible_en_fa Ye are the children of the prophets, and of the covenant which God made with our fathers, saying unto Abraham, And in thy seed shall all the kindreds of the earth be blessed. و بر رسولان دست انداخته، ایشان را در زندان عام انداختند. bible_en_fa Unto you first God, having raised up his Son Jesus, sent him to bless you, in turning away every one of you from his iniquities. شبانگاه فرشته خداوند درهای زندان را باز کرده و ایشان را بیرون آورده، گفت: bible_en_fa And as they spake unto the people, the priests, and the captain of the temple, and the Sadducees, came upon them, «بروید و در هیکل ایستاده، تمام سخنهای این حیات را به مردم بگویید. bible_en_fa Being grieved that they taught the people, and preached through Jesus the resurrection from the dead. چون این را شنیدند، وقت فجر به هیکل درآمده، تعلیم دادند. bible_en_fa And they laid hands on them, and put them in hold unto the next day: for it was now eventide. پس خادمان رفته، ایشان را در زندان نیافتند و برگشته، خبر داده، bible_en_fa Howbeit many of them which heard the word believed; and the number of the men was about five thousand. گفتند که «زندان را به احتیاط تمام بسته یافتیم و پاسبانان را بیرون درها ایستاده، لیکن چون باز کردیم، هیچ‌کس را در آن نیافتیم.» bible_en_fa And it came to pass on the morrow, that their rulers, and elders, and scribes, چون کاهن و سردار سپاه هیکل و روسای کهنه این سخنان را شنیدند، درباره ایشان در حیرت افتادند که «این چه خواهد شد؟» bible_en_fa And Annas the high priest, and Caiaphas, and John, and Alexander, and as many as were of the kindred of the high priest, were gathered together at Jerusalem. آنگاه کسی آمده ایشان را آگاهانید که اینک آن کسانی که محبوس نمودید، در هیکل ایستاده، مردم راتعلیم می‌دهند. bible_en_fa And when they had set them in the midst, they asked, By what power, or by what name, have ye done this? پس سردار سپاه با خادمان رفته ایشان را آوردند، لیکن نه به زور زیرا که ازقوم ترسیدند که مبادا ایشان را سنگسار کنند. bible_en_fa Then Peter, filled with the Holy Ghost, said unto them, Ye rulers of the people, and elders of Israel, و چون ایشان را به مجلس حاضر کرده، برپابداشتند، رئیس کهنه از ایشان پرسیده، گفت: bible_en_fa If we this day be examined of the good deed done to the impotent man, by what means he is made whole; «مگر شما را قدغن بلیغ نفرمودیم که بدین اسم تعلیم مدهید؟ همانا اورشلیم را به تعلیم خود پرساخته‌اید و می‌خواهید خون این مرد را به گردن ما فرود آرید.» bible_en_fa Be it known unto you all, and to all the people of Israel, that by the name of Jesus Christ of Nazareth, whom ye crucified, whom God raised from the dead, even by him doth this man stand here before you whole. پطرس و رسولان در جواب گفتند: «خدا را می‌باید بیشتر از انسان اطاعت نمود. bible_en_fa This is the stone which was set at nought of you builders, which is become the head of the corner. خدای پدران ما، آن عیسی را برخیزانیدکه شما به صلیب کشیده، کشتید. bible_en_fa Neither is there salvation in any other: for there is none other name under heaven given among men, whereby we must be saved. او را خدا بردست راست خود بالا برده، سرور و نجات‌دهنده ساخت تا اسرائیل را توبه و آمرزش گناهان بدهد. bible_en_fa Now when they saw the boldness of Peter and John, and perceived that they were unlearned and ignorant men, they marvelled; and they took knowledge of them, that they had been with Jesus. و ما هستیم شاهدان او بر این امور، چنانکه روح‌القدس نیز است که خدا او را به همه مطیعان او عطا فرموده است.» bible_en_fa And beholding the man which was healed standing with them, they could say nothing against it. چون شنیدند دلریش گشته، مشورت کردند که ایشان را به قتل رسانند. bible_en_fa But when they had commanded them to go aside out of the council, they conferred among themselves, اما شخصی فریسی، غمالائیل نام که مفتی و نزد تمامی خلق محترم بود، در مجلس برخاسته، فرمود تارسولان را ساعتی بیرون برند. bible_en_fa Saying, What shall we do to these men? for that indeed a notable miracle hath been done by them is manifest to all them that dwell in Jerusalem; and we cannot deny it. پس ایشان راگفت: «ای مردان اسرائیلی، برحذر باشید از آنچه می‌خواهید با این اشخاص بکنید. bible_en_fa But that it spread no further among the people, let us straitly threaten them, that they speak henceforth to no man in this name. زیرا قبل ازاین ایام، تیودا نامی برخاسته، خود را شخصی می‌پنداشت و گروهی قریب به چهار صد نفر بدوپیوستند. او کشته شد و متابعانش نیز پراکنده ونیست گردیدند. bible_en_fa And they called them, and commanded them not to speak at all nor teach in the name of Jesus. و بعد از او یهودای جلیلی درایام اسم نویسی خروج کرد و جمعی را در عقب خود کشید. او نیز هلاک شد و همه تابعان اوپراکنده شدند. bible_en_fa But Peter and John answered and said unto them, Whether it be right in the sight of God to hearken unto you more than unto God, judge ye. الان به شما می‌گویم از این مردم دست بردارید و ایشان را واگذارید زیرا اگراین رای و عمل از انسان باشد، خود تباه خواهد شد. bible_en_fa For we cannot but speak the things which we have seen and heard. ولی اگر از خدا باشد، نمی توانید آن رابرطرف نمود مبادا معلوم شود که با خدا منازعه می‌کنید.» bible_en_fa So when they had further threatened them, they let them go, finding nothing how they might punish them, because of the people: for all men glorified God for that which was done. پس به سخن او رضا دادند و رسولان را حاضر ساخته، تازیانه زدند و قدغن نمودند که دیگر به نام عیسی حرف نزنند پس ایشان رامرخص کردند. bible_en_fa For the man was above forty years old, on whom this miracle of healing was shewed. و ایشان از حضور اهل شوراشادخاطر رفتند از آنرو که شایسته آن شمرده شدند که بجهت اسم او رسوایی کشندو هرروزه در هیکل و خانه‌ها از تعلیم و مژده دادن که عیسی مسیح است دست نکشیدند. bible_en_fa And being let go, they went to their own company, and reported all that the chief priests and elders had said unto them. و هرروزه در هیکل و خانه‌ها از تعلیم و مژده دادن که عیسی مسیح است دست نکشیدند. bible_en_fa And when they heard that, they lifted up their voice to God with one accord, and said, Lord, thou art God, which hast made heaven, and earth, and the sea, and all that in them is: و در آن ایام چون شاگردان زیاد شدند، هلینستیان از عبرانیان شکایت بردند که بیوه‌زنان ایشان در خدمت یومیه بی‌بهره می‌ماندند. bible_en_fa Who by the mouth of thy servant David hast said, Why did the heathen rage, and the people imagine vain things? پس آن دوازده، جماعت شاگردان راطلبیده، گفتند: «شایسته نیست که ما کلام خدا راترک کرده، مائده‌ها را خدمت کنیم. bible_en_fa The kings of the earth stood up, and the rulers were gathered together against the Lord, and against his Christ. لهذا‌ای برادران هفت نفر نیک نام و پر از روح‌القدس وحکمت را از میان خود انتخاب کنید تا ایشان را براین مهم بگماریم. bible_en_fa For of a truth against thy holy child Jesus, whom thou hast anointed, both Herod, and Pontius Pilate, with the Gentiles, and the people of Israel, were gathered together, اما ما خود را به عبادت وخدمت کلام خواهیم سپرد.» bible_en_fa For to do whatsoever thy hand and thy counsel determined before to be done. پس تمام جماعت بدین سخن رضا دادند و استیفان مردی پر از ایمان و روح‌القدس و فیلپس و پروخرس و نیکانور وتیمون و پرمیناس و نیقولاوس جدید، از اهل انطاکیه را انتخاب کرده، bible_en_fa And now, Lord, behold their threatenings: and grant unto thy servants, that with all boldness they may speak thy word, ایشان را در حضوررسولان برپا بداشتند و دعا کرده، دست بر ایشان گذاشتند. bible_en_fa By stretching forth thine hand to heal; and that signs and wonders may be done by the name of thy holy child Jesus. و کلام خدا ترقی نمود و عددشاگردان در اورشلیم بغایت می‌افزود و گروهی عظیم از کهنه مطیع ایمان شدند. bible_en_fa And when they had prayed, the place was shaken where they were assembled together; and they were all filled with the Holy Ghost, and they spake the word of God with boldness. اما استیفان پر از فیض و قوت شده، آیات ومعجزات عظیمه در میان مردم از او ظاهر می‌شد. bible_en_fa And the multitude of them that believed were of one heart and of one soul: neither said any of them that ought of the things which he possessed was his own; but they had all things common. و تنی چند از کنیسه‌ای که مشهور است به کنیسه لیبرتینیان و قیروانیان و اسکندریان و ازاهل قلیقیا و آسیا برخاسته، با استیفان مباحثه می‌کردند، bible_en_fa And with great power gave the apostles witness of the resurrection of the Lord Jesus: and great grace was upon them all. و با آن حکمت و روحی که او سخن می‌گفت، یارای مکالمه نداشتند. bible_en_fa Neither was there any among them that lacked: for as many as were possessors of lands or houses sold them, and brought the prices of the things that were sold, پس چند نفررا بر این داشتند که بگویند: «این شخص راشنیدیم که به موسی و خدا سخن کفرآمیزمی گفت.» bible_en_fa And laid them down at the apostles' feet: and distribution was made unto every man according as he had need. پس قوم و مشایخ و کاتبان راشورانیده، بر سر وی تاختند و او را گرفتار کرده، به مجلس حاضر ساختند. bible_en_fa And Joses, who by the apostles was surnamed Barnabas, (which is, being interpreted, The son of consolation,) a Levite, and of the country of Cyprus, و شهود کذبه برپاداشته، گفتند که «این شخص از گفتن سخن کفرآمیز بر این مکان مقدس و تورات دست برنمی دارد. bible_en_fa Having land, sold it, and brought the money, and laid it at the apostles' feet. زیرا او را شنیدیم که می‌گفت این عیسی ناصری این مکان را تباه سازد و رسومی راکه موسی به ما سپرد، تغییر خواهد داد.»و همه کسانی که در مجلس حاضر بودند، بر او چشم دوخته، صورت وی را مثل صورت فرشته دیدند. bible_en_fa But a certain man named Ananias, with Sapphira his wife, sold a possession, و همه کسانی که در مجلس حاضر بودند، بر او چشم دوخته، صورت وی را مثل صورت فرشته دیدند. bible_en_fa And kept back part of the price, his wife also being privy to it, and brought a certain part, and laid it at the apostles' feet. آنگاه رئیس کهنه گفت: «آیا این امور چنین است؟» bible_en_fa But Peter said, Ananias, why hath Satan filled thine heart to lie to the Holy Ghost, and to keep back part of the price of the land? او گفت: «ای برادران و پدران، گوش دهید. خدای ذوالجلال بر پدر ما ابراهیم ظاهر شد وقتی که در جزیره بود قبل از توقفش در حران. bible_en_fa Whiles it remained, was it not thine own? and after it was sold, was it not in thine own power? why hast thou conceived this thing in thine heart? thou hast not lied unto men, but unto God. و بدوگفت: "از وطن خود و خویشانت بیرون شده، به زمینی که تو را نشان دهم برو." bible_en_fa And Ananias hearing these words fell down, and gave up the ghost: and great fear came on all them that heard these things. پس از دیارکلدانیان روانه شده، در حران درنگ نمود؛ و بعداز وفات پدرش، او را کوچ داد به سوی این زمین که شما الان در آن ساکن می‌باشید. bible_en_fa And the young men arose, wound him up, and carried him out, and buried him. و او را در این زمین میراثی، حتی بقدر جای پای خود نداد، لیکن وعده داد که آن را به وی و بعد از او به ذریتش به ملکیت دهد، هنگامی که هنوز اولادی نداشت. bible_en_fa And it was about the space of three hours after, when his wife, not knowing what was done, came in. و خدا گفت که "ذریت تو در ملک بیگانه، غریب خواهند بود و مدت چهار صد سال ایشان را به بندگی کشیده، معذب خواهندداشت." bible_en_fa And Peter answered unto her, Tell me whether ye sold the land for so much? And she said, Yea, for so much. و خدا گفت: "من بر آن طایفه‌ای که ایشان را مملوک سازند داوری خواهم نمود و بعداز آن بیرون آمده، در این مکان مرا عبادت خواهند نمود." bible_en_fa Then Peter said unto her, How is it that ye have agreed together to tempt the Spirit of the Lord? behold, the feet of them which have buried thy husband are at the door, and shall carry thee out. و عهد ختنه را به وی داد که بنابراین چون اسحاق را آورد، در روز هشتم او رامختون ساخت و اسحاق یعقوب را و یعقوب دوازده پطریارخ را. bible_en_fa Then fell she down straightway at his feet, and yielded up the ghost: and the young men came in, and found her dead, and, carrying her forth, buried her by her husband. «و پطریارخان به یوسف حسد برده، او را به مصر فروختند. اما خدا با وی می‌بود bible_en_fa And great fear came upon all the church, and upon as many as heard these things. و او را ازتمامی زحمت او رستگار نموده، در حضورفرعون، پادشاه مصر توفیق و حکمت عطا فرمودتا او را بر مصر و تمام خاندان خود فرمان فرما قرارداد. bible_en_fa And by the hands of the apostles were many signs and wonders wrought among the people; (and they were all with one accord in Solomon's porch. پس قحطی و ضیقی شدید بر همه ولایت مصر و کنعان رخ نمود، بحدی که اجداد ما قوتی نیافتند. bible_en_fa And of the rest durst no man join himself to them: but the people magnified them. اما چون یعقوب شنید که در مصر غله یافت می‌شود، بار اول اجداد ما را فرستاد. bible_en_fa And believers were the more added to the Lord, multitudes both of men and women.) ودر کرت دوم یوسف خود را به برادران خودشناسانید و قبیله یوسف به نظر فرعون رسیدند. bible_en_fa Insomuch that they brought forth the sick into the streets, and laid them on beds and couches, that at the least the shadow of Peter passing by might overshadow some of them. پس یوسف فرستاده، پدر خود یعقوب و سایرعیالش را که هفتاد و پنج نفر بودند، طلبید. bible_en_fa There came also a multitude out of the cities round about unto Jerusalem, bringing sick folks, and them which were vexed with unclean spirits: and they were healed every one. پس یعقوب به مصر فرود آمده، او و اجداد ما وفات یافتند. bible_en_fa Then the high priest rose up, and all they that were with him, (which is the sect of the Sadducees,) and were filled with indignation, و ایشان را به شکیم برده، در مقبره‌ای که ابراهیم از بنی حمور، پدر شکیم به مبلغی خریده بود، دفن کردند. bible_en_fa And laid their hands on the apostles, and put them in the common prison. «و چون هنگام وعده‌ای که خدا با ابراهیم قسم خورده بود نزدیک شد، قوم در مصر نموکرده، کثیر می‌گشتند. bible_en_fa But the angel of the Lord by night opened the prison doors, and brought them forth, and said, تا وقتی که پادشاه دیگرکه یوسف را نمی شناخت برخاست. bible_en_fa Go, stand and speak in the temple to the people all the words of this life. او با قوم ما حیله نموده، اجداد ما را ذلیل ساخت تا اولادخود را بیرون انداختند تا زیست نکنند. bible_en_fa And when they heard that, they entered into the temple early in the morning, and taught. But the high priest came, and they that were with him, and called the council together, and all the senate of the children of Israel and sent to the prison to have them brought. در آن وقت موسی تولد یافت وبغایت جمیل بوده، مدت سه ماه در خانه پدر خود پرورش یافت. bible_en_fa But when the officers came, and found them not in the prison, they returned, and told, و چون او را بیرون افکندند، دختر فرعون او رابرداشته، برای خود به فرزندی تربیت نمود. bible_en_fa Saying, The prison truly found we shut with all safety, and the keepers standing without before the doors: but when we had opened, we found no man within. وموسی در تمامی حکمت اهل مصر تربیت یافته، در قول و فعل قوی گشت. bible_en_fa Now when the high priest and the captain of the temple and the chief priests heard these things, they doubted of them whereunto this would grow. چون چهل سال ازعمر وی سپری گشت، به‌خاطرش رسید که ازبرادران خود، خاندان اسرائیل تفقد نماید. bible_en_fa Then came one and told them, saying, Behold, the men whom ye put in prison are standing in the temple, and teaching the people. وچون یکی را مظلوم دید او را حمایت نمود وانتقام آن عاجز را کشیده، آن مصری را بکشت. bible_en_fa Then went the captain with the officers, and brought them without violence: for they feared the people, lest they should have been stoned. پس گمان برد که بردرانش خواهند فهمید که خدا به‌دست او ایشان را نجات خواهد داد. امانفهمیدند. bible_en_fa And when they had brought them, they set them before the council: and the high priest asked them, و در فردای آن روز خود را به دو نفراز ایشان که منازعه می‌نمودند، ظاهر کرد وخواست مابین ایشان مصالحه دهد. پس گفت: "ای مردان، شما برادر می‌باشید. به یکدیگر چرا ظلم می‌کنید؟" bible_en_fa Saying, Did not we straitly command you that ye should not teach in this name? and, behold, ye have filled Jerusalem with your doctrine, and intend to bring this man's blood upon us. آنگاه آنکه بر همسایه خودتعدی می‌نمود، او را رد کرده، گفت: "که تو را بر ماحاکم و داور ساخت؟ bible_en_fa Then Peter and the other apostles answered and said, We ought to obey God rather than men. آیا می‌خواهی مرابکشی چنانکه آن مصری را دیروز کشتی؟" bible_en_fa The God of our fathers raised up Jesus, whom ye slew and hanged on a tree. پس موسی از این سخن فرار کرده، در زمین مدیان غربت اختیار کرد و در آنجا دو پسر آورد. bible_en_fa Him hath God exalted with his right hand to be a Prince and a Saviour, for to give repentance to Israel, and forgiveness of sins. و چون چهل سال گذشت، در بیابان کوه سینا، فرشته خداوند در شعله آتش از بوته به وی ظاهر شد. bible_en_fa And we are his witnesses of these things; and so is also the Holy Ghost, whom God hath given to them that obey him. موسی چون این را دید از آن رویا درعجب شد و چون نزدیک می‌آمد تا نظر کند، خطاب از خداوند به وی رسید bible_en_fa When they heard that, they were cut to the heart, and took counsel to slay them. که "منم خدای پدرانت، خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوب." آنگاه موسی به لرزه درآمده، جسارت نکرد که نظر کند. bible_en_fa Then stood there up one in the council, a Pharisee, named Gamaliel, a doctor of the law, had in reputation among all the people, and commanded to put the apostles forth a little space; خداوند به وی گفت: "نعلین از پایهایت بیرون کن زیرا جایی که در آن ایستاده‌ای، زمین مقدس است. bible_en_fa And said unto them, Ye men of Israel, take heed to yourselves what ye intend to do as touching these men. همانا مشقت قوم خود را که در مصرند دیدم و ناله ایشان راشنیدم و برای رهانیدن ایشان نزول فرمودم. الحال بیا تا تو را به مصر فرستم." bible_en_fa For before these days rose up Theudas, boasting himself to be somebody; to whom a number of men, about four hundred, joined themselves: who was slain; and all, as many as obeyed him, were scattered, and brought to nought. همان موسی را که رد کرده، گفتند: "که تو را حاکم و داورساخت؟" خدا حاکم و نجات‌دهنده مقرر فرموده، به‌دست فرشته‌ای که در بوته بر وی ظاهر شد، فرستاد. bible_en_fa After this man rose up Judas of Galilee in the days of the taxing, and drew away much people after him: he also perished; and all, even as many as obeyed him, were dispersed. او با معجزات و آیاتی که مدت چهل سال در زمین مصر و بحر قلزم و صحرا به ظهورمی آورد، ایشان را بیرون آورد. bible_en_fa And now I say unto you, Refrain from these men, and let them alone: for if this counsel or this work be of men, it will come to nought: این همان موسی است که به بنی‌اسرائیل گفت: "خدا نبی‌ای را مثل من از میان برادران شما برای شما مبعوث خواهد کرد. سخن او را بشنوید." bible_en_fa But if it be of God, ye cannot overthrow it; lest haply ye be found even to fight against God. همین است آنکه در جماعت در صحرا باآن فرشته‌ای که در کوه سینا بدو سخن می‌گفت وبا پدران ما بود و کلمات زنده را یافت تا به مارساند، bible_en_fa And to him they agreed: and when they had called the apostles, and beaten them, they commanded that they should not speak in the name of Jesus, and let them go. که پدران ما نخواستند او را مطیع شوندبلکه او را رد کرده، دلهای خود را به سوی مصرگردانیدند، bible_en_fa And they departed from the presence of the council, rejoicing that they were counted worthy to suffer shame for his name. و به هارون گفتند: "برای ما خدایان ساز که در‌پیش ما بخرامند زیرا این موسی که ما رااز زمین مصر برآورد، نمی دانیم او را چه شده است." bible_en_fa And daily in the temple, and in every house, they ceased not to teach and preach Jesus Christ. پس در آن ایام گوساله‌ای ساختند وبدان بت قربانی گذرانیده به اعمال دستهای خودشادی کردند. bible_en_fa And in those days, when the number of the disciples was multiplied, there arose a murmuring of the Grecians against the Hebrews, because their widows were neglected in the daily ministration. از این جهت خدا رو گردانیده، ایشان را واگذاشت تا جنود آسمان را پرستش نمایند، چنانکه در صحف انبیا نوشته شده است که "ای خاندان اسرائیل، آیا مدت چهل سال دربیابان برای من قربانی‌ها و هدایا گذرانیدید؟ bible_en_fa Then the twelve called the multitude of the disciples unto them, and said, It is not reason that we should leave the word of God, and serve tables. وخیمه ملوک و کوکب، خدای خود رمفان رابرداشتید یعنی اصنامی را که ساختید تا آنها راعبادت کنید. پس شما را بدان طرف بابل منتقل سازم." bible_en_fa Wherefore, brethren, look ye out among you seven men of honest report, full of the Holy Ghost and wisdom, whom we may appoint over this business. و خیمه شهادت با پدران ما در صحرابود چنانکه امر فرموده، به موسی گفت: "آن رامطابق نمونه‌ای که دیده‌ای بساز." bible_en_fa But we will give ourselves continually to prayer, and to the ministry of the word. و آن را اجداد ما یافته، همراه یوشع درآوردند به ملک امت هایی که خدا آنها را ازپیش روی پدران ما بیرون افکند تا ایام داود. bible_en_fa And the saying pleased the whole multitude: and they chose Stephen, a man full of faith and of the Holy Ghost, and Philip, and Prochorus, and Nicanor, and Timon, and Parmenas, and Nicolas a proselyte of Antioch: که او در حضور خدا مستفیض گشت و درخواست نمود که خود مسکنی برای خدای یعقوب پیدانماید. bible_en_fa Whom they set before the apostles: and when they had prayed, they laid their hands on them. اما سلیمان برای او خانه‌ای بساخت. bible_en_fa And the word of God increased; and the number of the disciples multiplied in Jerusalem greatly; and a great company of the priests were obedient to the faith. و لیکن حضرت اعلی در خانه های مصنوع دستها ساکن نمی شود چنانکه نبی گفته است bible_en_fa And Stephen, full of faith and power, did great wonders and miracles among the people. که "خداوند می‌گوید آسمان کرسی من است وزمین پای انداز من. چه خانه‌ای برای من بنامی کنید و محل آرامیدن من کجاست؟ bible_en_fa Then there arose certain of the synagogue, which is called the synagogue of the Libertines, and Cyrenians, and Alexandrians, and of them of Cilicia and of Asia, disputing with Stephen. مگردست من جمیع این چیزها را نیافرید." bible_en_fa And they were not able to resist the wisdom and the spirit by which he spake. ‌ای گردنکشان که به دل و گوش نامختونید، شما پیوسته با روح‌القدس مقاومت می‌کنید، چنانکه پدران شما همچنین شما. bible_en_fa Then they suborned men, which said, We have heard him speak blasphemous words against Moses, and against God. کیست ازانبیا که پدران شما بدو جفا نکردند؟ و آنانی راکشتند که از آمدن آن عادلی که شما بالفعل تسلیم کنندگان و قاتلان او شدید، پیش اخبارنمودند. bible_en_fa And they stirred up the people, and the elders, and the scribes, and came upon him, and caught him, and brought him to the council, شما که به توسط فرشتگان شریعت رایافته، آن را حفظ نکردید!» bible_en_fa And set up false witnesses, which said, This man ceaseth not to speak blasphemous words against this holy place, and the law: چون این را شنیدند دلریش شده، بر وی دندانهای خود را فشردند. bible_en_fa For we have heard him say, that this Jesus of Nazareth shall destroy this place, and shall change the customs which Moses delivered us. اما او از روح‌القدس پر بوده، به سوی آسمان نگریست و جلال خدا رادید و عیسی را بدست راست خدا ایستاده وگفت: bible_en_fa And all that sat in the council, looking stedfastly on him, saw his face as it had been the face of an angel. «اینک آسمان را گشاده، و پسر انسان رابه‌دست راست خدا ایستاده می‌بینم.» bible_en_fa Then said the high priest, Are these things so? آنگاه به آواز بلند فریاد برکشیدند و گوشهای خود راگرفته، به یکدل بر او حمله کردند، bible_en_fa And he said, Men, brethren, and fathers, hearken; The God of glory appeared unto our father Abraham, when he was in Mesopotamia, before he dwelt in Charran, و از شهربیرون کشیده، سنگسارش کردند. و شاهدان، جامه های خود را نزد پایهای جوانی که سولس نام داشت گذاردند. bible_en_fa And said unto him, Get thee out of thy country, and from thy kindred, and come into the land which I shall shew thee. و چون استیفان را سنگسارمی کردند، او دعا نموده، گفت: «ای عیسی خداوند، روح مرا بپذیر.»پس زانو زده، به آوازبلند ندا در‌داد که «خداوندا این گناه را بر اینهامگیر.» این را گفت و خوابید. bible_en_fa Then came he out of the land of the Chaldaeans, and dwelt in Charran: and from thence, when his father was dead, he removed him into this land, wherein ye now dwell. پس زانو زده، به آوازبلند ندا در‌داد که «خداوندا این گناه را بر اینهامگیر.» این را گفت و خوابید. bible_en_fa And he gave him none inheritance in it, no, not so much as to set his foot on: yet he promised that he would give it to him for a possession, and to his seed after him, when as yet he had no child. می بود. bible_en_fa And God spake on this wise, That his seed should sojourn in a strange land; and that they should bring them into bondage, and entreat them evil four hundred years. و مردان صالح استیفان را دفن کرده، برای وی ماتم عظیمی برپا داشتند. bible_en_fa And the nation to whom they shall be in bondage will I judge, said God: and after that shall they come forth, and serve me in this place. اما سولس کلیسا رامعذب می‌ساخت و خانه به خانه گشته، مردان وزنان را برکشیده، به زندان می‌افکند. bible_en_fa And he gave him the covenant of circumcision: and so Abraham begat Isaac, and circumcised him the eighth day; and Isaac begat Jacob; and Jacob begat the twelve patriarchs. پس آنانی که متفرق شدند، به هر جایی که می‌رسیدند به کلام بشارت می‌دادند. bible_en_fa And the patriarchs, moved with envy, sold Joseph into Egypt: but God was with him, اما فیلپس به بلدی از سامره درآمده، ایشان را به مسیح موعظه می‌نمود. bible_en_fa And delivered him out of all his afflictions, and gave him favour and wisdom in the sight of Pharaoh king of Egypt; and he made him governor over Egypt and all his house. و مردم به یکدل به سخنان فیلپس گوش دادند، چون معجزاتی را که از اوصادر می‌گشت، می‌شنیدند و می‌دیدند، bible_en_fa Now there came a dearth over all the land of Egypt and Chanaan, and great affliction: and our fathers found no sustenance. زیرا که ارواح پلید از بسیاری که داشتند نعره زده، بیرون می‌شدند ومفلوجان و لنگان بسیار شفا می‌یافتند. bible_en_fa But when Jacob heard that there was corn in Egypt, he sent out our fathers first. و شادی عظیم در آن شهر روی نمود. bible_en_fa And at the second time Joseph was made known to his brethren; and Joseph's kindred was made known unto Pharaoh. اما مردی شمعون نام قبل از آن در آن قریه بود که جادوگری می‌نمود و اهل سامره را متحیرمی ساخت و خود را شخصی بزرگ می‌نمود، bible_en_fa Then sent Joseph, and called his father Jacob to him, and all his kindred, threescore and fifteen souls. بحدی که خرد و بزرگ گوش داده، می‌گفتند: «این است قوت عظیم خدا.» bible_en_fa So Jacob went down into Egypt, and died, he, and our fathers, و بدو گوش دادنداز آنرو که مدت مدیدی بود از جادوگری اومتحیر می‌شدند. bible_en_fa And were carried over into Sychem, and laid in the sepulchre that Abraham bought for a sum of money of the sons of Emmor the father of Sychem. لیکن چون به بشارت فیلپس که به ملکوت خدا و نام عیسی مسیح می‌داد، ایمان آوردند، مردان و زنان تعمید یافتند. bible_en_fa But when the time of the promise drew nigh, which God had sworn to Abraham, the people grew and multiplied in Egypt, وشمعون نیز خود ایمان آورد و چون تعمید یافت همواره با فیلپس می‌بود و از دیدن آیات و قوات عظیمه که از او ظاهر می‌شد، در حیرت افتاد. bible_en_fa Till another king arose, which knew not Joseph. اما رسولان که در اورشلیم بودند، چون شنیدند که اهل سامره کلام خدا را پذیرفته‌اند، پطرس و یوحنا را نزد ایشان فرستادند. bible_en_fa The same dealt subtilly with our kindred, and evil entreated our fathers, so that they cast out their young children, to the end they might not live. وایشان آمده، بجهت ایشان دعا کردند تاروح‌القدس را بیابند، bible_en_fa In which time Moses was born, and was exceeding fair, and nourished up in his father's house three months: زیرا که هنوز بر هیچ‌کس از ایشان نازل نشده بود که به نام خداوند عیسی تعمید یافته بودند و بس. bible_en_fa And when he was cast out, Pharaoh's daughter took him up, and nourished him for her own son. پس دستها بر ایشان گذارده، روح‌القدس را یافتند. bible_en_fa And Moses was learned in all the wisdom of the Egyptians, and was mighty in words and in deeds. اما شمعون چون دید که محض گذاردن دستهای رسولان روح‌القدس عطا می‌شود، مبلغی پیش ایشان آورده، bible_en_fa And when he was full forty years old, it came into his heart to visit his brethren the children of Israel. گفت: «مرا نیز این قدرت دهید که به هرکس دست گذارم، روح‌القدس را بیابد.» bible_en_fa And seeing one of them suffer wrong, he defended him, and avenged him that was oppressed, and smote the Egyptian: پطرس بدو گفت: «زرت با تو هلاک باد، چونکه پنداشتی که عطای خدا به زر حاصل می‌شود. bible_en_fa For he supposed his brethren would have understood how that God by his hand would deliver them: but they understood not. تو را دراین امر، قسمت و بهره‌ای نیست زیرا که دلت درحضور خدا راست نمی باشد. bible_en_fa And the next day he shewed himself unto them as they strove, and would have set them at one again, saying, Sirs, ye are brethren; why do ye wrong one to another? پس از این شرارت خود توبه کن و از خدا درخواست کن تاشاید این فکر دلت آمرزیده شود، bible_en_fa But he that did his neighbour wrong thrust him away, saying, Who made thee a ruler and a judge over us? زیرا که تو رامی بینم در زهره تلخ و قید شرارت گرفتاری.» bible_en_fa Wilt thou kill me, as thou diddest the Egyptian yesterday? شمعون در جواب گفت: «شما برای من به خداوند دعا کنید تا چیزی از آنچه گفتید بر من عارض نشود.» bible_en_fa Then fled Moses at this saying, and was a stranger in the land of Madian, where he begat two sons. پس ارشاد نموده و به کلام خداوند تکلم کرده، به اورشلیم برگشتند و دربسیاری از بلدان اهل سامره بشارت دادند. bible_en_fa And when forty years were expired, there appeared to him in the wilderness of mount Sina an angel of the Lord in a flame of fire in a bush. اما فرشته خداوند به فیلپس خطاب کرده، گفت: «برخیز و به‌جانب جنوب، به راهی که ازاورشلیم به سوی غزه می‌رود که صحراست، روانه شو.» bible_en_fa When Moses saw it, he wondered at the sight: and as he drew near to behold it, the voice of the Lord came unto him, پس برخاسته، روانه شد که ناگاه شخصی حبشی که خواجه‌سرا و مقتدر نزدکنداکه، ملکه حبش، و بر تمام خزانه او مختاربود، به اورشلیم بجهت عبادت آمده بود. bible_en_fa Saying, I am the God of thy fathers, the God of Abrham, and the God of Isaac, and the God of Jacob. Then Moses trembled, and durst not behold. و درمراجعت بر ارابه خود نشسته، صحیفه اشعیای نبی را مطالعه می‌کند bible_en_fa Then said the Lord to him, Put off thy shoes from thy feet: for the place where thou standest is holy ground. آنگاه روح به فیلپس گفت: «پیش برو و با آن ارابه همراه باش.» bible_en_fa I have seen, I have seen the affliction of my people which is in Egypt, and I have heard their groaning, and am come down to deliver them. And now come, I will send thee into Egypt. فیلپس پیش دویده، شنید که اشعیای نبی رامطالعه می‌کند. گفت: «آیا می‌فهمی آنچه رامی خوانی؟» bible_en_fa This Moses whom they refused, saying, Who made thee a ruler and a judge? the same did God send to be a ruler and a deliverer by the hand of the angel which appeared to him in the bush. گفت: «چگونه می‌توانم؟ مگرآنکه کسی مرا هدایت کند.» و از فیلپس خواهش نمود که سوار شده، با او بنشیند. bible_en_fa He brought them out, after that he had shewed wonders and signs in the land of Egypt, and in the Red sea, and in the wilderness forty years. و فقره‌ای ازکتاب که می‌خواند این بود که «مثل گوسفندی که به مذبح برند و چون بره‌ای خاموش نزد پشم برنده خود، همچنین دهان خود را نمی گشاید. bible_en_fa This is that Moses, which said unto the children of Israel, A prophet shall the Lord your God raise up unto you of your brethren, like unto me; him shall ye hear. درفروتنی او انصاف از او منقطع شد و نسب او را که می‌تواند تقریر کرد؟ زیرا که حیات او از زمین برداشته می‌شود.» bible_en_fa This is he, that was in the church in the wilderness with the angel which spake to him in the mount Sina, and with our fathers: who received the lively oracles to give unto us: پس خواجه‌سرا به فیلپس ملتفت شده، گفت: «از تو سوال می‌کنم که نبی این را درباره که می‌گوید؟ درباره خود یا درباره کسی دیگر؟» bible_en_fa To whom our fathers would not obey, but thrust him from them, and in their hearts turned back again into Egypt, آنگاه فیلپس زبان خود را گشود و ازآن نوشته شروع کرده، وی را به عیسی بشارت داد. bible_en_fa Saying unto Aaron, Make us gods to go before us: for as for this Moses, which brought us out of the land of Egypt, we wot not what is become of him. و چون در عرض راه به آبی رسیدند، خواجه گفت: «اینک آب است! از تعمید یافتنم چه چیز مانع می‌باشد؟» bible_en_fa And they made a calf in those days, and offered sacrifice unto the idol, and rejoiced in the works of their own hands. فیلپس گفت: «هر گاه به تمام دل ایمان آوردی، جایز است.» او درجواب گفت: «ایمان آوردم که عیسی مسیح پسرخداست.» bible_en_fa Then God turned, and gave them up to worship the host of heaven; as it is written in the book of the prophets, O ye house of Israel, have ye offered to me slain beasts and sacrifices by the space of forty years in the wilderness? پس حکم کرد تا ارابه را نگاه دارندو فیلپس با خواجه‌سرا هر دو به آب فرود شدند. پس او را تعمید داد. bible_en_fa Yea, ye took up the tabernacle of Moloch, and the star of your god Remphan, figures which ye made to worship them: and I will carry you away beyond Babylon. و چون از آب بالا آمدند، روح خداوند فیلپس را برداشته، خواجه‌سرا دیگراو را نیافت زیرا که راه خود را به خوشی پیش گرفت.اما فیلپس در اشدود پیدا شد و در همه شهرها گشته بشارت می‌داد تا به قیصریه رسید. bible_en_fa Our fathers had the tabernacle of witness in the wilderness, as he had appointed, speaking unto Moses, that he should make it according to the fashion that he had seen. اما فیلپس در اشدود پیدا شد و در همه شهرها گشته بشارت می‌داد تا به قیصریه رسید. bible_en_fa Which also our fathers that came after brought in with Jesus into the possession of the Gentiles, whom God drave out before the face of our fathers, unto the days of David; اما سولس هنوز تهدید و قتل بر شاگردان خداوند همی دمید و نزد رئیس کهنه آمد، bible_en_fa Who found favour before God, and desired to find a tabernacle for the God of Jacob. و از او نامه‌ها خواست به سوی کنایسی که دردمشق بود تا اگر کسی را از اهل طریقت خواه مردو خواه زن بیابد، ایشان را بند برنهاده، به اورشلیم بیاورد. bible_en_fa But Solomon built him an house. و در اثنای راه، چون نزدیک به دمشق رسید، ناگاه نوری از آسمان دور او درخشید bible_en_fa Howbeit the most High dwelleth not in temples made with hands; as saith the prophet, و به زمین افتاده، آوازی شنید که بدو گفت: «ای شاول، شاول، برای چه بر من جفا می‌کنی؟» bible_en_fa Heaven is my throne, and earth is my footstool: what house will ye build me? saith the Lord: or what is the place of my rest? گفت: «خداوندا تو کیستی؟» خداوند گفت: «من آن عیسی هستم که تو بدو جفا می‌کنی. bible_en_fa Hath not my hand made all these things? لیکن برخاسته، به شهر برو که آنجا به تو گفته می‌شودچه باید کرد.» bible_en_fa Ye stiffnecked and uncircumcised in heart and ears, ye do always resist the Holy Ghost: as your fathers did, so do ye. اما آنانی که همسفر او بودند، خاموش ایستادند چونکه آن صدا را شنیدند، لیکن هیچ‌کس را ندیدند. bible_en_fa Which of the prophets have not your fathers persecuted? and they have slain them which shewed before of the coming of the Just One; of whom ye have been now the betrayers and murderers: پس سولس از زمین برخاسته، چون چشمان خود را گشود، هیچ‌کس را ندید و دستش را گرفته، او را به دمشق بردند، bible_en_fa Who have received the law by the disposition of angels, and have not kept it. و سه روز نابینا بوده، چیزی نخورد و نیاشامید. bible_en_fa When they heard these things, they were cut to the heart, and they gnashed on him with their teeth. و در دمشق، شاگردی حنانیا نام بود که خداوند در رویا بدو گفت: «ای حنانیا!» عرض کرد: «خداوندا لبیک!» bible_en_fa But he, being full of the Holy Ghost, looked up stedfastly into heaven, and saw the glory of God, and Jesus standing on the right hand of God, خداوند وی را گفت: «برخیز و به کوچه‌ای که آن را راست می‌نامند بشتاب و در خانه یهودا، سولس نام طرسوسی راطلب کن زیرا که اینک دعا می‌کند، bible_en_fa And said, Behold, I see the heavens opened, and the Son of man standing on the right hand of God. و شخصی حنانیا نام را در خواب دیده است که آمده، بر اودست گذارد تا بینا گردد.» bible_en_fa Then they cried out with a loud voice, and stopped their ears, and ran upon him with one accord, حنانیا جواب داد که «ای خداوند، درباره این شخص از بسیاری شنیده‌ام که به مقدسین تو در اورشلیم چه مشقتهارسانید، bible_en_fa And cast him out of the city, and stoned him: and the witnesses laid down their clothes at a young man's feet, whose name was Saul. و در اینجا نیز از روسای کهنه قدرت دارد که هر‌که نام تو را بخواند، او را حبس کند.» bible_en_fa And they stoned Stephen, calling upon God, and saying, Lord Jesus, receive my spirit. خداوند وی را گفت: «برو زیرا که او ظرف برگزیده من است تا نام مرا پیش امت‌ها و سلاطین و بنی‌اسرائیل ببرد. bible_en_fa And he kneeled down, and cried with a loud voice, Lord, lay not this sin to their charge. And when he had said this, he fell asleep. زیرا که من او را نشان خواهم داد که چقدر زحمتها برای نام من بایدبکشد.» bible_en_fa And Saul was consenting unto his death. And at that time there was a great persecution against the church which was at Jerusalem; and they were all scattered abroad throughout the regions of Judaea and Samaria, except the apostles. پس حنانیا رفته، بدان خانه درآمد و دستهابر وی گذارده، گفت: «ای برادر شاول، خداوندیعنی عیسی که در راهی که می‌آمدی بر تو ظاهرگشت، مرا فرستاد تا بینایی بیابی و از روح‌القدس پر شوی.» bible_en_fa And devout men carried Stephen to his burial, and made great lamentation over him. در ساعت از چشمان او چیزی مثل فلس افتاده، بینایی یافت و برخاسته، تعمیدگرفت. bible_en_fa As for Saul, he made havock of the church, entering into every house, and haling men and women committed them to prison. و غذا خورده، قوت گرفت و روزی چند با شاگردان در دمشق توقف نمود. bible_en_fa Therefore they that were scattered abroad went every where preaching the word. وبی درنگ، در کنایس به عیسی موعظه می‌نمود که او پسر خداست. bible_en_fa Then Philip went down to the city of Samaria, and preached Christ unto them. و آنانی که شنیدند تعجب نموده، گفتند: «مگر این آن کسی نیست که خوانندگان این اسم را در اورشلیم پریشان می‌نمود و در اینجا محض این آمده است تا ایشان را بند نهاده، نزد روسای کهنه برد؟» bible_en_fa And the people with one accord gave heed unto those things which Philip spake, hearing and seeing the miracles which he did. اما سولس بیشتر تقویت یافته، یهودیان ساکن دمشق رامجاب می‌نمود و مبرهن می‌ساخت که همین است مسیح. bible_en_fa For unclean spirits, crying with loud voice, came out of many that were possessed with them: and many taken with palsies, and that were lame, were healed. اما بعد از مرور ایام چند یهودیان شورا نمودند تا او را بکشند. bible_en_fa And there was great joy in that city. ولی سولس ازشورای ایشان مطلع شد و شبانه‌روز به دروازه هاپاسبانی می‌نمودند تا او را بکشند. bible_en_fa But there was a certain man, called Simon, which beforetime in the same city used sorcery, and bewitched the people of Samaria, giving out that himself was some great one: پس شاگردان او را در شب در زنبیلی گذارده، از دیوارشهر پایین کردند. bible_en_fa To whom they all gave heed, from the least to the greatest, saying, This man is the great power of God. و چون سولس به اورشلیم رسید، خواست به شاگردان ملحق شود، لیکن همه از او بترسیدندزیرا باور نکردند که از شاگردان است. bible_en_fa And to him they had regard, because that of long time he had bewitched them with sorceries. اما برنابااو را گرفته، به نزد رسولان برد و برای ایشان حکایت کرد که چگونه خداوند را در راه دیده وبدو تکلم کرده و چطور در دمشق به نام عیسی به دلیری موعظه می‌نمود. bible_en_fa But when they believed Philip preaching the things concerning the kingdom of God, and the name of Jesus Christ, they were baptized, both men and women. و در اورشلیم با ایشان آمد و رفت می‌کرد و به نام خداوند عیسی به دلیری موعظه می‌نمود. bible_en_fa Then Simon himself believed also: and when he was baptized, he continued with Philip, and wondered, beholding the miracles and signs which were done. و با هلینستیان گفتگوو مباحثه می‌کرد. اما درصدد کشتن او برآمدند. bible_en_fa Now when the apostles which were at Jerusalem heard that Samaria had received the word of God, they sent unto them Peter and John: چون برادران مطلع شدند، او را به قیصریه بردند و از آنجا به طرسوس روانه نمودند. bible_en_fa Who, when they were come down, prayed for them, that they might receive the Holy Ghost: آنگاه کلیسا در تمامی یهودیه و جلیل و سامره آرامی یافتند و بنا می‌شدند و در ترس خداوند وبه تسلی روح‌القدس رفتار کرده، همی افزودند. bible_en_fa (For as yet he was fallen upon none of them: only they were baptized in the name of the Lord Jesus.) اما پطرس در همه نواحی گشته، نزدمقدسین ساکن لده نیز فرود آمد. bible_en_fa Then laid they their hands on them, and they received the Holy Ghost. و در آنجاشخصی اینیاس نام یافت که مدت هشت سال ازمرض فالج بر تخت خوابیده بود. bible_en_fa And when Simon saw that through laying on of the apostles' hands the Holy Ghost was given, he offered them money, پطرس وی را گفت: «ای اینیاس، عیسی مسیح تو را شفامی دهد. برخیز و بستر خود را برچین که او درساعت برخاست.» bible_en_fa Saying, Give me also this power, that on whomsoever I lay hands, he may receive the Holy Ghost. و جمیع سکنه لده و سارون او را دیده، به سوی خداوند بازگشت کردند. bible_en_fa But Peter said unto him, Thy money perish with thee, because thou hast thought that the gift of God may be purchased with money. و در یافا، تلمیذه‌ای طابیتا نام بود که معنی آن غزال است. وی از اعمال صالحه و صدقاتی که می‌کرد، پر بود. bible_en_fa Thou hast neither part nor lot in this matter: for thy heart is not right in the sight of God. از قضا در آن ایام او بیمارشده، بمرد و او را غسل داده، در بالاخانه‌ای گذاردند. bible_en_fa Repent therefore of this thy wickedness, and pray God, if perhaps the thought of thine heart may be forgiven thee. و چونکه لده نزدیک به یافا بود وشاگردان شنیدند که پطرس در آنجا است، دو نفرنزد او فرستاده، خواهش کردند که «در‌آمدن نزدما درنگ نکنی.» bible_en_fa For I perceive that thou art in the gall of bitterness, and in the bond of iniquity. آنگاه پطرس برخاسته، باایشان آمد و چون رسید او را بدان بالاخانه بردندو همه بیوه‌زنان گریه‌کنان حاضر بودند و پیراهنهاو جامه هایی که غزال وقتی که با ایشان بود دوخته بود، به وی نشان می‌دادند. bible_en_fa Then answered Simon, and said, Pray ye to the Lord for me, that none of these things which ye have spoken come upon me. اما پطرس همه رابیرون کرده، زانو زد و دعا کرده، به سوی بدن توجه کرد و گفت: «ای طابیتا، برخیز!» که درساعت چشمان خود را باز کرد و پطرس را دیده، بنشست. bible_en_fa And they, when they had testified and preached the word of the Lord, returned to Jerusalem, and preached the gospel in many villages of the Samaritans. پس دست او را گرفته، برخیزانیدش و مقدسان و بیوه‌زنان را خوانده، او را بدیشان زنده سپرد. bible_en_fa And the angel of the Lord spake unto Philip, saying, Arise, and go toward the south unto the way that goeth down from Jerusalem unto Gaza, which is desert. چون این مقدمه در تمامی یافا شهرت یافت، بسیاری به خداوند ایمان آوردند.و دریافا نزد دباغی شمعون نام روزی چند توقف نمود. bible_en_fa And he arose and went: and, behold, a man of Ethiopia, an eunuch of great authority under Candace queen of the Ethiopians, who had the charge of all her treasure, and had come to Jerusalem for to worship, و دریافا نزد دباغی شمعون نام روزی چند توقف نمود. bible_en_fa Was returning, and sitting in his chariot read Esaias the prophet. و در قیصریه مردی کرنیلیوس نام بود، یوزباشی فوجی که به ایطالیانی مشهوراست. bible_en_fa Then the Spirit said unto Philip, Go near, and join thyself to this chariot. و او با تمامی اهل بیتش متقی و خداترس بود که صدقه بسیار به قوم می‌داد و پیوسته نزدخدا دعا می‌کرد. bible_en_fa And Philip ran thither to him, and heard him read the prophet Esaias, and said, Understandest thou what thou readest? روزی نزدیک ساعت نهم، فرشته خدا را در عالم رویا آشکارا دید که نزد اوآمده، گفت: «ای کرنیلیوس!» bible_en_fa And he said, How can I, except some man should guide me? And he desired Philip that he would come up and sit with him. آنگاه او بر وی نیک نگریسته و ترسان گشته، گفت: «چیست‌ای خداوند؟» به وی گفت: «دعاها و صدقات تو بجهت یادگاری به نزد خدا برآمد. bible_en_fa The place of the scripture which he read was this, He was led as a sheep to the slaughter; and like a lamb dumb before his shearer, so opened he not his mouth: اکنون کسانی به یافا بفرست و شمعون ملقب به پطرس را طلب کن bible_en_fa In his humiliation his judgment was taken away: and who shall declare his generation? for his life is taken from the earth. که نزد دباغی شمعون نام که خانه‌اش به کناره دریا است، مهمان است. او به تو خواهد گفت که تو را چه باید کرد. bible_en_fa And the eunuch answered Philip, and said, I pray thee, of whom speaketh the prophet this? of himself, or of some other man? و چون فرشته‌ای که به وی سخن می‌گفت غایب شد، دو نفر از نوکران خود ویک سپاهی متقی از ملازمان خاص خویشتن راخوانده، bible_en_fa Then Philip opened his mouth, and began at the same scripture, and preached unto him Jesus. تمامی ماجرا را بدیشان باز‌گفته، ایشان را به یافا فرستاد. bible_en_fa And as they went on their way, they came unto a certain water: and the eunuch said, See, here is water; what doth hinder me to be baptized? روز دیگر چون از سفر نزدیک به شهرمی رسیدند، قریب به ساعت ششم، پطرس به بام خانه برآمد تا دعا کند. bible_en_fa And Philip said, If thou believest with all thine heart, thou mayest. And he answered and said, I believe that Jesus Christ is the Son of God. و واقع شد که گرسنه شده، خواست چیزی بخورد. اما چون برای اوحاضر می‌کردند، بی‌خودی او را رخ نمود. bible_en_fa And he commanded the chariot to stand still: and they went down both into the water, both Philip and the eunuch; and he baptized him. پس آسمان را گشاده دید و ظرفی را چون چادری بزرگ به چهار گوشه بسته، به سوی زمین آویخته بر او نازل می‌شود، bible_en_fa And when they were come up out of the water, the Spirit of the Lord caught away Philip, that the eunuch saw him no more: and he went on his way rejoicing. که در آن هر قسمی ازدواب و وحوش و حشرات زمین و مرغان هوابودند. bible_en_fa But Philip was found at Azotus: and passing through he preached in all the cities, till he came to Caesarea. و خطابی به وی رسید که «ای پطرس برخاسته، ذبح کن و بخور.» bible_en_fa And Saul, yet breathing out threatenings and slaughter against the disciples of the Lord, went unto the high priest, پطرس گفت: «حاشا خداوندا زیرا چیزی ناپاک یا حرام هرگزنخورده‌ام.» bible_en_fa And desired of him letters to Damascus to the synagogues, that if he found any of this way, whether they were men or women, he might bring them bound unto Jerusalem. بار دیگر خطاب به وی رسید که «آنچه خدا پاک کرده است، تو حرام مخوان.» bible_en_fa And as he journeyed, he came near Damascus: and suddenly there shined round about him a light from heaven: واین سه مرتبه واقع شد که در ساعت آن ظرف به آسمان بالا برده شد. bible_en_fa And he fell to the earth, and heard a voice saying unto him, Saul, Saul, why persecutest thou me? و چون پطرس در خود بسیار متحیر بود که این‌رویایی که دید چه باشد، ناگاه فرستادگان کرنیلیوس خانه شمعون را تفحص کرده، بر درگاه رسیدند، bible_en_fa And he said, Who art thou, Lord? And the Lord said, I am Jesus whom thou persecutest: it is hard for thee to kick against the pricks. و ندا کرده، می‌پرسیدند که «شمعون معروف به پطرس در اینجا منزل دارد؟» bible_en_fa And he trembling and astonished said, Lord, what wilt thou have me to do? And the Lord said unto him, Arise, and go into the city, and it shall be told thee what thou must do. وچون پطرس در رویا تفکر می‌کرد، روح وی راگفت: «اینک سه مرد تو را می‌طلبند. bible_en_fa And the men which journeyed with him stood speechless, hearing a voice, but seeing no man. پس برخاسته، پایین شو و همراه ایشان برو و هیچ شک مبر زیرا که من ایشان را فرستادم.» bible_en_fa And Saul arose from the earth; and when his eyes were opened, he saw no man: but they led him by the hand, and brought him into Damascus. پس پطرس نزد آنانی که کرنیلیوس نزد وی فرستاده بود، پایین آمده، گفت: «اینک منم آن کس که می‌طلبید. سبب آمدن شما چیست؟» bible_en_fa And he was three days without sight, and neither did eat nor drink. گفتند: «کرنیلیوس یوزباشی، مرد صالح و خداترس و نزد تمامی طایفه یهود نیکنام، از فرشته مقدس الهام یافت که تو را به خانه خود بطلبد و سخنان از تو بشنود.» bible_en_fa And there was a certain disciple at Damascus, named Ananias; and to him said the Lord in a vision, Ananias. And he said, Behold, I am here, Lord. پس ایشان را به خانه برده، مهمانی نمود. وفردای آن روز پطرس برخاسته، همراه ایشان روانه شد و چند نفر از برادران یافا همراه او رفتند. bible_en_fa And the Lord said unto him, Arise, and go into the street which is called Straight, and inquire in the house of Judas for one called Saul, of Tarsus: for, behold, he prayeth, روز دیگر وارد قیصریه شدند و کرنیلیوس خویشان و دوستان خاص خود را خوانده، انتظارایشان می‌کشید. bible_en_fa And hath seen in a vision a man named Ananias coming in, and putting his hand on him, that he might receive his sight. چون پطرس داخل شد، کرنیلیوس او را استقبال کرده، بر پایهایش افتاده، پرستش کرد. bible_en_fa Then Ananias answered, Lord, I have heard by many of this man, how much evil he hath done to thy saints at Jerusalem: اما پطرس او را برخیزانیده، گفت: «برخیز، من خود نیز انسان هستم.» bible_en_fa And here he hath authority from the chief priests to bind all that call on thy name. و با اوگفتگوکنان به خانه درآمده، جمعی کثیر یافت. bible_en_fa But the Lord said unto him, Go thy way: for he is a chosen vessel unto me, to bear my name before the Gentiles, and kings, and the children of Israel: پس بدیشان گفت: «شما مطلع هستید که مردیهودی را با شخص اجنبی معاشرت کردن یا نزداو آمدن حرام است. لیکن خدا مرا تعلیم داد که هیچ‌کس را حرام یا نجس نخوانم. bible_en_fa For I will shew him how great things he must suffer for my name's sake. از این جهت به مجرد خواهش شما بی‌تامل آمدم و الحال می‌پرسم که از برای چه مرا خواسته‌اید.» bible_en_fa And Ananias went his way, and entered into the house; and putting his hands on him said, Brother Saul, the Lord, even Jesus, that appeared unto thee in the way as thou camest, hath sent me, that thou mightest receive thy sight, and be filled with the Holy Ghost. کرنیلیوس گفت: «چهار روز قبل از این، تااین ساعت روزه‌دار می‌بودم؛ و در ساعت نهم درخانه خود دعا می‌کردم که ناگاه شخصی با لباس نورانی پیش من بایستاد bible_en_fa And immediately there fell from his eyes as it had been scales: and he received sight forthwith, and arose, and was baptized. و گفت: "ای کرنیلیوس دعای تو مستجاب شد و صدقات تو در حضورخدا یادآور گردید. bible_en_fa And when he had received meat, he was strengthened. Then was Saul certain days with the disciples which were at Damascus. پس به یافا بفرست و شمعون معروف به پطرس را طلب نما که در خانه شمعون دباغ به کناره دریا مهمان است. او چون بیاید با تو سخن خواهد راند." bible_en_fa And straightway he preached Christ in the synagogues, that he is the Son of God. پس بی‌تامل نزدتو فرستادم و تو نیکو کردی که آمدی. الحال همه در حضور خدا حاضریم تا آنچه خدا به توفرموده است بشنویم.» bible_en_fa But all that heard him were amazed, and said; Is not this he that destroyed them which called on this name in Jerusalem, and came hither for that intent, that he might bring them bound unto the chief priests? پطرس زبان را گشوده، گفت: «فی الحقیقت یافته‌ام که خدا را نظر به ظاهر نیست، bible_en_fa But Saul increased the more in strength, and confounded the Jews which dwelt at Damascus, proving that this is very Christ. بلکه ازهر امتی، هر‌که از او ترسد و عمل نیکو کند، نزداو مقبول گردد. bible_en_fa And after that many days were fulfilled, the Jews took counsel to kill him: کلامی را که نزد بنی‌اسرائیل فرستاد، چونکه به وساطت عیسی مسیح که خداوند همه است به سلامتی بشارت می‌داد، bible_en_fa But their laying await was known of Saul. And they watched the gates day and night to kill him. آن سخن را شما می‌دانید که شروع آن از جلیل بود و در تمامی یهودیه منتشر شد، بعد از آن تعمیدی که یحیی بدان موعظه می‌نمود، bible_en_fa Then the disciples took him by night, and let him down by the wall in a basket. یعنی عیسی ناصری را که خدا او را چگونه به روح‌القدس و قوت مسح نمود که او سیر کرده، اعمال نیکو به‌جا می‌آورد و همه مقهورین ابلیس را شفا می‌بخشید زیرا خدا با وی می‌بود. bible_en_fa And when Saul was come to Jerusalem, he assayed to join himself to the disciples: but they were all afraid of him, and believed not that he was a disciple. و ماشاهد هستیم بر جمیع کارهایی که او در مرزوبوم یهود و در اورشلیم کرد که او را نیز بر صلیب کشیده، کشتند. bible_en_fa But Barnabas took him, and brought him to the apostles, and declared unto them how he had seen the Lord in the way, and that he had spoken to him, and how he had preached boldly at Damascus in the name of Jesus. همان کس را خدا در روز سوم برخیزانیده، ظاهر ساخت. bible_en_fa And he was with them coming in and going out at Jerusalem. لیکن نه بر تمامی قوم بلکه بر شهودی که خدا پیش برگزیده بود، یعنی مایانی که بعد از برخاستن او از مردگان با اوخورده و آشامیده‌ایم. bible_en_fa And he spake boldly in the name of the Lord Jesus, and disputed against the Grecians: but they went about to slay him. و ما را مامور فرمود که به قوم موعظه و شهادت دهیم بدین که خدا او رامقرر فرمود تا داور زندگان و مردگان باشد. bible_en_fa Which when the brethren knew, they brought him down to Caesarea, and sent him forth to Tarsus. وجمیع انبیا بر او شهادت می‌دهند که هر‌که به وی ایمان آورد، به اسم او آمرزش گناهان را خواهد یافت.» bible_en_fa Then had the churches rest throughout all Judaea and Galilee and Samaria, and were edified; and walking in the fear of the Lord, and in the comfort of the Holy Ghost, were multiplied. این سخنان هنوز بر زبان پطرس بود که روح‌القدس بر همه آنانی که کلام را شنیدند، نازل شد. bible_en_fa And it came to pass, as Peter passed throughout all quarters, he came down also to the saints which dwelt at Lydda. و مومنان از اهل ختنه که همراه پطرس آمده بودند، در حیرت افتادند از آنکه بر امت هانیز عطای روح‌القدس افاضه شد، bible_en_fa And there he found a certain man named Aeneas, which had kept his bed eight years, and was sick of the palsy. زیرا که ایشان را شنیدند که به زبانها متکلم شده، خدا راتمجید می‌کردند. bible_en_fa And Peter said unto him, Aeneas, Jesus Christ maketh thee whole: arise, and make thy bed. And he arose immediately. آنگاه پطرس گفت: «آیاکسی می‌تواند آب را منع کند، برای تعمید دادن اینانی که روح‌القدس را چون ما نیز یافته‌اند.»پس فرمود تا ایشان را به نام عیسی مسیح تعمید دهند. آنگاه از او خواهش نمودند که روزی چند توقف نماید. bible_en_fa And all that dwelt at Lydda and Saron saw him, and turned to the Lord. پس فرمود تا ایشان را به نام عیسی مسیح تعمید دهند. آنگاه از او خواهش نمودند که روزی چند توقف نماید. bible_en_fa Now there was at Joppa a certain disciple named Tabitha, which by interpretation is called Dorcas: this woman was full of good works and almsdeeds which she did. پس رسولان و برادرانی که در یهودیه بودند، شنیدند که امت‌ها نیز کلام خدارا پذیرفته‌اند. bible_en_fa And it came to pass in those days, that she was sick, and died: whom when they had washed, they laid her in an upper chamber. و چون پطرس به اورشلیم آمد، اهل ختنه با وی معارضه کرده، bible_en_fa And forasmuch as Lydda was nigh to Joppa, and the disciples had heard that Peter was there, they sent unto him two men, desiring him that he would not delay to come to them. گفتند که «بامردم نامختون برآمده، با ایشان غذا خوردی!» bible_en_fa Then Peter arose and went with them. When he was come, they brought him into the upper chamber: and all the widows stood by him weeping, and shewing the coats and garments which Dorcas made, while she was with them. پطرس از اول مفصلا بدیشان بیان کرده، گفت: bible_en_fa But Peter put them all forth, and kneeled down, and prayed; and turning him to the body said, Tabitha, arise. And she opened her eyes: and when she saw Peter, she sat up. «من در شهر یافا دعا می‌کردم که ناگاه درعالم رویا ظرفی را دیدم که نازل می‌شود مثل چادری بزرگ به چهار گوشه از آسمان آویخته که بر من می‌رسد. bible_en_fa And he gave her his hand, and lifted her up, and when he had called the saints and widows, presented her alive. چون بر آن نیک نگریسته، تامل کردم، دواب زمین و وحوش و حشرات و مرغان هوا را دیدم. bible_en_fa And it was known throughout all Joppa; and many believed in the Lord. و آوازی را شنیدم که به من می‌گوید: "ای پطرس برخاسته، ذبح کن و بخور." bible_en_fa And it came to pass, that he tarried many days in Joppa with one Simon a tanner. گفتم: "حاشا خداوندا، زیرا هرگز چیزی حرام یا ناپاک به دهانم نرفته است." bible_en_fa There was a certain man in Caesarea called Cornelius, a centurion of the band called the Italian band, بار دیگر خطاب از آسمان در‌رسید که "آنچه خدا پاک نموده، توحرام مخوان." bible_en_fa A devout man, and one that feared God with all his house, which gave much alms to the people, and prayed to God alway. این سه کرت واقع شد که همه باز به سوی آسمان بالا برده شد. bible_en_fa He saw in a vision evidently about the ninth hour of the day an angel of God coming in to him, and saying unto him, Cornelius. و اینک در همان ساعت سه مرد از قیصریه نزد من فرستاده شده، به خانه‌ای که در آن بودم، رسیدند. bible_en_fa And when he looked on him, he was afraid, and said, What is it, Lord? And he said unto him, Thy prayers and thine alms are come up for a memorial before God. و روح مرا گفت که «با ایشان بدون شک برو.» و این شش برادر نیز همراه من آمدند تابه خانه آن شخص داخل شدیم. bible_en_fa And now send men to Joppa, and call for one Simon, whose surname is Peter: و ما راآگاهانید که چطور فرشته‌ای را در خانه خود دیدکه ایستاده به وی گفت "کسان به یافا بفرست وشمعون معروف به پطرس را بطلب bible_en_fa He lodgeth with one Simon a tanner, whose house is by the sea side: he shall tell thee what thou oughtest to do. که با توسخنانی خواهد گفت که بدانها تو و تمامی اهل خانه تو نجات خواهید یافت." bible_en_fa And when the angel which spake unto Cornelius was departed, he called two of his household servants, and a devout soldier of them that waited on him continually; و چون شروع به سخن‌گفتن می‌کردم، روح‌القدس بر ایشان نازل شد، همچنانکه نخست بر ما. bible_en_fa And when he had declared all these things unto them, he sent them to Joppa. آنگاه بخاطرآوردم سخن خداوند را که گفت: "یحیی به آب تعمید داد، لیکن شما به روح‌القدس تعمیدخواهید یافت." bible_en_fa On the morrow, as they went on their journey, and drew nigh unto the city, Peter went up upon the housetop to pray about the sixth hour: پس چون خدا همان عطا رابدیشان بخشید، چنانکه به ما محض ایمان آوردن به عیسی مسیح خداوند، پس من که باشم که بتوانم خدا را ممانعت نمایم؟» bible_en_fa And he became very hungry, and would have eaten: but while they made ready, he fell into a trance, چون این را شنیدند، ساکت شدند و خدا را تمجیدکنان گفتند: «فی الحقیقت، خدا به امت‌ها نیز توبه حیات‌بخش را عطا کرده است!» bible_en_fa And saw heaven opened, and a certain vessel descending unto him, as it had been a great sheet knit at the four corners, and let down to the earth: و آنانی که به‌سبب اذیتی که در مقدمه استیفان برپا شد متفرق شدند، تا فینیقیا و قپرس وانطاکیه می‌گشتند و به هیچ‌کس به غیر از یهود وبس کلام را نگفتند. bible_en_fa Wherein were all manner of fourfooted beasts of the earth, and wild beasts, and creeping things, and fowls of the air. لیکن بعضی از ایشان که از اهل قپرس و قیروان بودند، چون به انطاکیه رسیدند با یونانیان نیز تکلم کردند و به خداوندعیسی بشارت می‌دادند، bible_en_fa And there came a voice to him, Rise, Peter; kill, and eat. و دست خداوند باایشان می‌بود و جمعی کثیر ایمان آورده، به سوی خداوند بازگشت کردند. bible_en_fa But Peter said, Not so, Lord; for I have never eaten any thing that is common or unclean. اما چون خبر ایشان به سمع کلیسای اورشلیم رسید، برنابا را به انطاکیه فرستادند bible_en_fa And the voice spake unto him again the second time, What God hath cleansed, that call not thou common. و چون رسید و فیض خدا را دید، شادخاطر شده، همه را نصیحت نمود که ازتصمیم قلب به خداوند بپیوندند. bible_en_fa This was done thrice: and the vessel was received up again into heaven. زیرا که مردی صالح و پر از روح‌القدس و ایمان بود وگروهی بسیار به خداوند ایمان آوردند. bible_en_fa Now while Peter doubted in himself what this vision which he had seen should mean, behold, the men which were sent from Cornelius had made inquiry for Simon's house, and stood before the gate, و برنابابه طرسوس برای طلب سولس رفت و چون او رایافت به انطاکیه آورد. bible_en_fa And called, and asked whether Simon, which was surnamed Peter, were lodged there. و ایشان سالی تمام درکلیسا جمع می‌شدند و خلقی بسیار را تعلیم می‌دادند و شاگردان نخست در انطاکیه به مسیحی مسمی شدند. bible_en_fa While Peter thought on the vision, the Spirit said unto him, Behold, three men seek thee. و در آن ایام انبیایی چند از اورشلیم به انطاکیه آمدند bible_en_fa Arise therefore, and get thee down, and go with them, doubting nothing: for I have sent them. که یکی از ایشان اغابوس نام برخاسته، به روح اشاره کرد که قحطی شدید درتمامی ربع مسکون خواهد شد و آن در ایام کلودیوس قیصر پدید آمد. bible_en_fa Then Peter went down to the men which were sent unto him from Cornelius; and said, Behold, I am he whom ye seek: what is the cause wherefore ye are come? و شاگردان مصمم آن شدند که هر یک برحسب مقدور خود، اعانتی برای برادران ساکن یهودیه بفرستند.پس چنین کردند و آن را به‌دست برنابا و سولس نزد کشیشان روانه نمودند. bible_en_fa And they said, Cornelius the centurion, a just man, and one that feareth God, and of good report among all the nation of the Jews, was warned from God by an holy angel to send for thee into his house, and to hear words of thee. پس چنین کردند و آن را به‌دست برنابا و سولس نزد کشیشان روانه نمودند. bible_en_fa Then called he them in, and lodged them. And on the morrow Peter went away with them, and certain brethren from Joppa accompanied him. و در آن زمان هیرودیس پادشاه، دست تطاول بر بعضی از کلیسا دراز کرد bible_en_fa And the morrow after they entered into Caesarea. And Cornelius waited for them, and had called together his kinsmen and near friends. ویعقوب برادر یوحنا را به شمشیر کشت. bible_en_fa And as Peter was coming in, Cornelius met him, and fell down at his feet, and worshipped him. و چون دید که یهود را پسند افتاد، بر آن افزوده، پطرس رانیز گرفتار کرد و ایام فطیر بود. bible_en_fa But Peter took him up, saying, Stand up; I myself also am a man. پس او را گرفته، در زندان انداخت و به چهار دسته رباعی سپاهیان سپرد که او را نگاهبانی کنند و اراده داشت که بعداز فصح او را برای قوم بیرون آورد. bible_en_fa And as he talked with him, he went in, and found many that were come together. پس پطرس را در زندان نگاه می‌داشتند. bible_en_fa And he said unto them, Ye know how that it is an unlawful thing for a man that is a Jew to keep company, or come unto one of another nation; but God hath shewed me that I should not call any man common or unclean. و در شبی که هیرودیس قصد بیرون آوردن وی داشت، پطرس به دو زنجیر بسته، درمیان دو سپاهی خفته بود و کشیکچیان نزد درزندان را نگاهبانی می‌کردند. bible_en_fa Therefore came I unto you without gainsaying, as soon as I was sent for: I ask therefore for what intent ye have sent for me? ناگاه فرشته خداوند نزد وی حاضر شد و روشنی در آن خانه درخشید. پس به پهلوی پطرس زده، او را بیدارنمود و گفت: «بزودی برخیز.» که در ساعت زنجیرها از دستش فرو ریخت. bible_en_fa And Cornelius said, Four days ago I was fasting until this hour; and at the ninth hour I prayed in my house, and, behold, a man stood before me in bright clothing, و فرشته وی راگفت: «کمر خود را ببند و نعلین برپا کن.» پس چنین کرد و به وی گفت: «ردای خود را بپوش و ازعقب من بیا.» bible_en_fa And said, Cornelius, thy prayer is heard, and thine alms are had in remembrance in the sight of God. پس بیرون شده، از عقب او روانه گردید و ندانست که آنچه از فرشته روی نمودحقیقی است بلکه گمان برد که خواب می‌بیند. bible_en_fa Send therefore to Joppa, and call hither Simon, whose surname is Peter; he is lodged in the house of one Simon a tanner by the sea side: who, when he cometh, shall speak unto thee. پس از قراولان اول و دوم گذشته، به دروازه آهنی که به سوی شهر می‌رود رسیدند و آن خودبخود پیش روی ایشان باز شد؛ و از آن بیرون رفته، تا آخر یک کوچه برفتند که در ساعت فرشته از او غایب شد. bible_en_fa Immediately therefore I sent to thee; and thou hast well done that thou art come. Now therefore are we all here present before God, to hear all things that are commanded thee of God. آنگاه پطرس به خودآمده گفت: «اکنون به تحقیق دانستم که خداوندفرشته خود را فرستاده، مرا از دست هیرودیس واز تمامی انتظار قوم یهود رهانید.» bible_en_fa Then Peter opened his mouth, and said, Of a truth I perceive that God is no respecter of persons: چون این را دریافت، به خانه مریم مادریوحنای ملقب به مرقس آمد و در آنجا بسیاری جمع شده، دعا می‌کردند. bible_en_fa But in every nation he that feareth him, and worketh righteousness, is accepted with him. چون او در خانه راکوبید، کنیزی رودا نام آمد تا بفهمد. bible_en_fa The word which God sent unto the children of Israel, preaching peace by Jesus Christ: (he is Lord of all:) چون آوازپطرس را شناخت، از خوشی در را باز نکرده، به اندرون شتافته، خبر داد که «پطرس به درگاه ایستاده است.» bible_en_fa That word, I say, ye know, which was published throughout all Judaea, and began from Galilee, after the baptism which John preached; وی را گفتند: «دیوانه‌ای.» وچون تاکید کرد که چنین است، گفتند که فرشته اوباشد.» bible_en_fa How God anointed Jesus of Nazareth with the Holy Ghost and with power: who went about doing good, and healing all that were oppressed of the devil; for God was with him. اما پطرس پیوسته در را می‌کوبید. پس در را گشوده، او را دیدند و در حیرت افتادند. bible_en_fa And we are witnesses of all things which he did both in the land of the Jews, and in Jerusalem; whom they slew and hanged on a tree: اما او به‌دست خود به سوی ایشان اشاره کردکه خاموش باشند و بیان نمود که چگونه خدا او رااز زندان خلاصی داد و گفت: «یعقوب و سایربرادران را از این امور مطلع سازید.» پس بیرون شده، به‌جای دیگر رفت bible_en_fa Him God raised up the third day, and shewed him openly; و چون روز شداضطرابی عظیم در سپاهیان افتاد که پطرس را چه شد. bible_en_fa Not to all the people, but unto witnesses chosen before of God, even to us, who did eat and drink with him after he rose from the dead. و هیرودیس چون او را طلبیده نیافت، کشیکچیان را بازخواست نموده، فرمود تا ایشان را به قتل رسانند؛ و خود از یهودیه به قیصریه کوچ کرده، در آنجا اقامت نمود. bible_en_fa And he commanded us to preach unto the people, and to testify that it is he which was ordained of God to be the Judge of quick and dead. اما هیرودیس با اهل صور و صیدون خشمناک شد. پس ایشان به یکدل نزد او حاضرشدند و بلاستس ناظر خوابگاه پادشاه را با خودمتحد ساخته، طلب مصالحه کردند زیرا که دیارایشان از ملک پادشاه معیشت می‌یافت. bible_en_fa To him give all the prophets witness, that through his name whosoever believeth in him shall receive remission of sins. و درروزی معین، هیرودیس لباس ملوکانه در بر کرد وبر مسند حکومت نشسته، ایشان را خطاب می‌کرد. bible_en_fa While Peter yet spake these words, the Holy Ghost fell on all them which heard the word. و خلق ندا می‌کردند که آواز خداست نه آواز انسان. bible_en_fa And they of the circumcision which believed were astonished, as many as came with Peter, because that on the Gentiles also was poured out the gift of the Holy Ghost. که در ساعت فرشته خداوند اورا زد زیرا که خدا را تمجید ننمود و کرم او راخورد که بمرد. bible_en_fa For they heard them speak with tongues, and magnify God. Then answered Peter, اما کلام خدا نمو کرده، ترقی یافت.و برنابا و سولس چون آن خدمت را به انجام رسانیدند، از اورشلیم مراجعت کردند و یوحنای ملقب به مرقس را همراه خود بردند. bible_en_fa Can any man forbid water, that these should not be baptized, which have received the Holy Ghost as well as we? و برنابا و سولس چون آن خدمت را به انجام رسانیدند، از اورشلیم مراجعت کردند و یوحنای ملقب به مرقس را همراه خود بردند. bible_en_fa And he commanded them to be baptized in the name of the Lord. Then prayed they him to tarry certain days. و در کلیسایی که در انطاکیه بود انبیا ومعلم چند بودند: برنابا و شمعون ملقب به نیجر و لوکیوس قیروانی و مناحم برادررضاعی هیرودیس تیترارخ و سولس. bible_en_fa And the apostles and brethren that were in Judaea heard that the Gentiles had also received the word of God. چون ایشان در عبادت خدا و روزه مشغول می‌بودند، روح‌القدس گفت: «برنابا و سولس را برای من جداسازید از بهر آن عمل که ایشان را برای آن خوانده‌ام.» bible_en_fa And when Peter was come up to Jerusalem, they that were of the circumcision contended with him, آنگاه روزه گرفته و دعا کرده ودستها بر ایشان گذارده، روانه نمودند. bible_en_fa Saying, Thou wentest in to men uncircumcised, and didst eat with them. پس ایشان از جانب روح‌القدس فرستاده شده، به سلوکیه رفتند و از آنجا از راه دریا به قپرس آمدند. bible_en_fa But Peter rehearsed the matter from the beginning, and expounded it by order unto them, saying, و وارد سلامیس شده، در کنایس یهود به کلام خدا موعظه کردند و یوحنا ملازم ایشان بود. bible_en_fa I was in the city of Joppa praying: and in a trance I saw a vision, A certain vessel descend, as it had been a great sheet, let down from heaven by four corners; and it came even to me: و چون در تمامی جزیره تا به پافس گشتند، در آنجا شخص یهودی را که جادوگر ونبی کاذب بود یافتند که نام او باریشوع بود. bible_en_fa Upon the which when I had fastened mine eyes, I considered, and saw fourfooted beasts of the earth, and wild beasts, and creeping things, and fowls of the air. اورفیق سرجیوس پولس والی بود که مردی فهیم بود. همان برنابا و سولس را طلب نموده، خواست کلام خدا را بشنود. bible_en_fa And I heard a voice saying unto me, Arise, Peter; slay and eat. اما علیما یعنی آن جادوگر، زیرا ترجمه اسمش همچنین می‌باشد، ایشان رامخالفت نموده، خواست والی را از ایمان برگرداند. bible_en_fa But I said, Not so, Lord: for nothing common or unclean hath at any time entered into my mouth. ولی سولس که پولس باشد، پر ازروح‌القدس شده، بر او نیک نگریسته، bible_en_fa But the voice answered me again from heaven, What God hath cleansed, that call not thou common. گفت: «ای پر از هر نوع مکر و خباثت، ای فرزند ابلیس ودشمن هر راستی، باز نمی ایستی از منحرف ساختن طرق راست خداوند؟ bible_en_fa And this was done three times: and all were drawn up again into heaven. الحال دست خداوند بر توست و کور شده، آفتاب را تا مدتی نخواهی دید.» که در همان ساعت، غشاوه وتاریکی او را فرو گرفت و دور زده، راهنمایی طلب می‌کرد. bible_en_fa And, behold, immediately there were three men already come unto the house where I was, sent from Caesarea unto me. پس والی چون آن ماجرا را دید، از تعلیم خداوند متحیر شده، ایمان آورد. bible_en_fa And the spirit bade me go with them, nothing doubting. Moreover these six brethren accompanied me, and we entered into the man's house: آنگاه پولس و رفقایش از پافس به کشتی سوار شده، به پرجه پمفلیه آمدند. اما یوحنا ازایشان جدا شده، به اورشلیم برگشت. bible_en_fa And he shewed us how he had seen an angel in his house, which stood and said unto him, Send men to Joppa, and call for Simon, whose surname is Peter; و ایشان از پرجه عبور نموده، به انطاکیه پیسیدیه آمدند ودر روز سبت به کنیسه درآمده، بنشستند. bible_en_fa Who shall tell thee words, whereby thou and all thy house shall be saved. وبعد از تلاوت تورات و صحف انبیا، روسای کنیسه نزد ایشان فرستاده، گفتند: «ای برادران عزیز، اگر کلامی نصیحت‌آمیز برای قوم دارید، بگویید.» bible_en_fa And as I began to speak, the Holy Ghost fell on them, as on us at the beginning. پس پولس برپا ایستاده، به‌دست خوداشاره کرده، گفت: «ای مردان اسرائیلی وخداترسان، گوش دهید! bible_en_fa Then remembered I the word of the Lord, how that he said, John indeed baptized with water; but ye shall be baptized with the Holy Ghost. خدای این قوم، اسرائیل، پدران ما را برگزیده، قوم را در غربت ایشان در زمین مصر سرافراز نمود و ایشان را به بازوی بلند از آنجا بیرون آورد؛ bible_en_fa Forasmuch then as God gave them the like gift as he did unto us, who believed on the Lord Jesus Christ; what was I, that I could withstand God? و قریب به چهل سال در بیابان متحمل حرکات ایشان می‌بود. bible_en_fa When they heard these things, they held their peace, and glorified God, saying, Then hath God also to the Gentiles granted repentance unto life. و هفت طایفه را در زمین کنعان هلاک کرده، زمین آنها را میراث ایشان ساخت تا قریب چهار صد و پنجاه سال. bible_en_fa Now they which were scattered abroad upon the persecution that arose about Stephen travelled as far as Phenice, and Cyprus, and Antioch, preaching the word to none but unto the Jews only. و بعد از آن بدیشان داوران داد تا زمان سموئیل نبی. bible_en_fa And some of them were men of Cyprus and Cyrene, which, when they were come to Antioch, spake unto the Grecians, preaching the Lord Jesus. و از آن وقت پادشاهی خواستند و خدا شاول بن قیس را ازسبط بنیامین تا چهل سال به ایشان داد. bible_en_fa And the hand of the Lord was with them: and a great number believed, and turned unto the Lord. پس اورا از میان برداشته، داود را برانگیخت تا پادشاه ایشان شود و در حق او شهادت داد که "داود بن یسی را مرغوب دل خود یافته‌ام که به تمامی اراده من عمل خواهد کرد." bible_en_fa Then tidings of these things came unto the ears of the church which was in Jerusalem: and they sent forth Barnabas, that he should go as far as Antioch. و از ذریت او خدابرحسب وعده، برای اسرائیل نجات‌دهنده‌ای یعنی عیسی را آورد، bible_en_fa Who, when he came, and had seen the grace of God, was glad, and exhorted them all, that with purpose of heart they would cleave unto the Lord. چون یحیی پیش ازآمدن او تمام قوم اسرائیل را به تعمید توبه موعظه نموده بود. bible_en_fa For he was a good man, and full of the Holy Ghost and of faith: and much people was added unto the Lord. پس چون یحیی دوره خودرا به پایان برد، گفت: "مرا که می‌پندارید؟ من اونیستم، لکن اینک بعد از من کسی می‌آید که لایق گشادن نعلین او نیم." bible_en_fa Then departed Barnabas to Tarsus, for to seek Saul: «ای برادران عزیز و ابنای آل ابراهیم وهرکه از شما خداترس باشد، مر شما را کلام این نجات فرستاده شد. bible_en_fa And when he had found him, he brought him unto Antioch. And it came to pass, that a whole year they assembled themselves with the church, and taught much people. And the disciples were called Christians first in Antioch. زیرا سکنه اورشلیم وروسای ایشان، چونکه نه او را شناختند و نه آوازهای انبیا را که هر سبت خوانده می‌شود، بروی فتوی دادند و آنها را به اتمام رسانیدند. bible_en_fa And in these days came prophets from Jerusalem unto Antioch. وهر‌چند هیچ علت قتل در وی نیافتند، از پیلاطس خواهش کردند که او کشته شود. bible_en_fa And there stood up one of them named Agabus, and signified by the spirit that there should be great dearth throughout all the world: which came to pass in the days of Claudius Caesar. پس چون آنچه درباره وی نوشته شده بود تمام کردند، او رااز صلیب پایین آورده، به قبر سپردند. bible_en_fa Then the disciples, every man according to his ability, determined to send relief unto the brethren which dwelt in Judaea: لکن خدااو را از مردگان برخیزانید. bible_en_fa Which also they did, and sent it to the elders by the hands of Barnabas and Saul. و او روزهای بسیار ظاهر شد بر آنانی که همراه او از جلیل به اورشلیم آمده بودند که الحال نزد قوم شهود او می‌باشند. bible_en_fa Now about that time Herod the king stretched forth his hands to vex certain of the church. پس ما به شما بشارت می‌دهیم، بدان وعده‌ای که به پدران ما داده شد، bible_en_fa And he killed James the brother of John with the sword. که خدا آن را به ما که فرزندان ایشان می‌باشیم وفا کرد، وقتی که عیسی را برانگیخت، چنانکه در زبور دوم مکتوب است که "تو پسر من هستی، من امروز تو را تولیدنمودم." bible_en_fa And because he saw it pleased the Jews, he proceeded further to take Peter also. (Then were the days of unleavened bread.) و در آنکه او را از مردگان برخیزانید تادیگر هرگز راجع به فساد نشود چنین گفت که "به برکات قدوس و امین داود برای شما وفا خواهم کرد." bible_en_fa And when he had apprehended him, he put him in prison, and delivered him to four quaternions of soldiers to keep him; intending after Easter to bring him forth to the people. بنابراین در جایی دیگر نیز می‌گوید: "توقدوس خود را نخواهی گذاشت که فساد را بیند." bible_en_fa Peter therefore was kept in prison: but prayer was made without ceasing of the church unto God for him. زیرا که داود چونکه در زمان خود اراده خدا راخدمت کرده بود، به خفت و به پدران خود ملحق شده، فساد را دید. bible_en_fa And when Herod would have brought him forth, the same night Peter was sleeping between two soldiers, bound with two chains: and the keepers before the door kept the prison. لیکن آن کس که خدا او رابرانگیخت، فساد را ندید. bible_en_fa And, behold, the angel of the Lord came upon him, and a light shined in the prison: and he smote Peter on the side, and raised him up, saying, Arise up quickly. And his chains fell off from his hands. «پس‌ای برادران عزیز، شما را معلوم باد که به وساطت او به شما از آمرزش گناهان اعلام می‌شود. bible_en_fa And the angel said unto him, Gird thyself, and bind on thy sandals. And so he did. And he saith unto him, Cast thy garment about thee, and follow me. و به وسیله او هر‌که ایمان آورد، عادل شمرده می‌شود، از هر چیزی که به شریعت موسی نتوانستید عادل شمرده شوید. bible_en_fa And he went out, and followed him; and wist not that it was true which was done by the angel; but thought he saw a vision. پس احتیاط کنید، مبادا آنچه در صحف انبیامکتوب است، بر شما واقع شود، bible_en_fa When they were past the first and the second ward, they came unto the iron gate that leadeth unto the city; which opened to them of his own accord: and they went out, and passed on through one street; and forthwith the angel departed from him. که "ای حقیرشمارندگان، ملاحظه کنید و تعجب نمایید و هلاک شوید زیرا که من عملی را درایام شما پدید آرم، عملی که هر‌چند کسی شما را از آن اعلام نماید، تصدیق نخواهیدکرد.» bible_en_fa And when Peter was come to himself, he said, Now I know of a surety, that the Lord hath sent his angel, and hath delivered me out of the hand of Herod, and from all the expectation of the people of the Jews. پس چون از کنیسه بیرون می‌رفتند، خواهش نمودند که در سبت آینده هم این سخنان را بدیشان بازگویند. bible_en_fa And when he had considered the thing, he came to the house of Mary the mother of John, whose surname was Mark; where many were gathered together praying. و چون اهل کنیسه متفرق شدند، بسیاری از یهودیان و جدیدان خداپرست از عقب پولس و برنابا افتادند؛ و آن دو نفر به ایشان سخن گفته، ترغیب می‌نمودند که به فیض خداثابت باشید. bible_en_fa And as Peter knocked at the door of the gate, a damsel came to hearken, named Rhoda. اما در سبت دیگر قریب به تمامی شهر فراهم شدند تا کلام خدا را بشنوند. bible_en_fa And when she knew Peter's voice, she opened not the gate for gladness, but ran in, and told how Peter stood before the gate. ولی چون یهود ازدحام خلق را دیدند، از حسد پرگشتند و کفر گفته، با سخنان پولس مخالفت کردند. bible_en_fa And they said unto her, Thou art mad. But she constantly affirmed that it was even so. Then said they, It is his angel. آنگاه پولس و برنابا دلیر شده، گفتند: «واجب بود کلام خدا نخست به شما القا شود. لیکن چون آن را رد کردید و خود را ناشایسته حیات جاودانی شمردید، همانا به سوی امت هاتوجه نماییم. bible_en_fa But Peter continued knocking: and when they had opened the door, and saw him, they were astonished. زیرا خداوند به ما چنین امرفرمود که "تو را نور امت‌ها ساختم تا الی اقصای زمین منشا نجات باشی."» bible_en_fa But he, beckoning unto them with the hand to hold their peace, declared unto them how the Lord had brought him out of the prison. And he said, Go shew these things unto James, and to the brethren. And he departed, and went into another place. چون امت‌ها این راشنیدند، شادخاطر شده، کلام خداوند را تمجیدنمودند و آنانی که برای حیات جاودانی مقرربودند، ایمان آوردند. bible_en_fa Now as soon as it was day, there was no small stir among the soldiers, what was become of Peter. و کلام خدا در تمام آن نواحی منتشرگشت. bible_en_fa And when Herod had sought for him, and found him not, he examined the keepers, and commanded that they should be put to death. And he went down from Judaea to Caesarea, and there abode. اما یهودیان چند زن دیندار و متشخص و اکابر شهر را بشورانیدند و ایشان را به زحمت رسانیدن بر پولس و برنابا تحریض نموده، ایشان را از حدود خود بیرون کردند. bible_en_fa And Herod was highly displeased with them of Tyre and Sidon: but they came with one accord to him, and, having made Blastus the king's chamberlain their friend, desired peace; because their country was nourished by the king's country. و ایشان خاک پایهای خود را بر ایشان افشانده، به ایقونیه آمدند.و شاگردان پر از خوشی و روح‌القدس گردیدند. bible_en_fa And upon a set day Herod, arrayed in royal apparel, sat upon his throne, and made an oration unto them. و شاگردان پر از خوشی و روح‌القدس گردیدند. bible_en_fa And the people gave a shout, saying, It is the voice of a god, and not of a man. اما در ایقونیه، ایشان با هم به کنیسه یهود در‌آمده، به نوعی سخن‌گفتند که جمعی کثیر از یهود و یونانیان ایمان آوردند. bible_en_fa And immediately the angel of the Lord smote him, because he gave not God the glory: and he was eaten of worms, and gave up the ghost. لیکن یهودیان بی‌ایمان دلهای امت‌ها را اغوانمودند و با برادران بداندیش ساختند. bible_en_fa But the word of God grew and multiplied. پس مدت مدیدی توقف نموده، به نام خداوندی که به کلام فیض خود شهادت می‌داد، به دلیری سخن می‌گفتند و او آیات و معجزات عطا می‌کرد که ازدست ایشان ظاهر شود. bible_en_fa And Barnabas and Saul returned from Jerusalem, when they had fulfilled their ministry, and took with them John, whose surname was Mark. و مردم شهر دو فرقه شدند، گروهی همداستان یهود و جمعی با رسولان بودند. bible_en_fa Now there were in the church that was at Antioch certain prophets and teachers; as Barnabas, and Simeon that was called Niger, and Lucius of Cyrene, and Manaen, which had been brought up with Herod the tetrarch, and Saul. وچون امت‌ها و یهود با روسای خود بر ایشان هجوم می‌آوردند تا ایشان را افتضاح نموده، سنگسار کنند، bible_en_fa As they ministered to the Lord, and fasted, the Holy Ghost said, Separate me Barnabas and Saul for the work whereunto I have called them. آگاهی یافته، به سوی لستره ودربه شهرهای لیکاونیه و دیار آن نواحی فرارکردند. bible_en_fa And when they had fasted and prayed, and laid their hands on them, they sent them away. و در آنجا بشارت می‌دادند. bible_en_fa So they, being sent forth by the Holy Ghost, departed unto Seleucia; and from thence they sailed to Cyprus. و در لستره مردی نشسته بود که پایهایش بی‌حرکت بود و از شکم مادر، لنگ متولد شده، هرگز راه نرفته بود. bible_en_fa And when they were at Salamis, they preached the word of God in the synagogues of the Jews: and they had also John to their minister. چون او سخن پولس رامی شنید، او بر وی نیک نگریسته، دید که ایمان شفا یافتن را دارد. bible_en_fa And when they had gone through the isle unto Paphos, they found a certain sorcerer, a false prophet, a Jew, whose name was Bar-jesus: پس به آواز بلند بدو گفت: «بر پایهای خود راست بایست.» که در ساعت برجسته، خرامان گردید. bible_en_fa Which was with the deputy of the country, Sergius Paulus, a prudent man; who called for Barnabas and Saul, and desired to hear the word of God. اما خلق چون این عمل پولس را دیدند، صدای خود را به زبان لیکاونیه بلند کرده، گفتند: «خدایان به صورت انسان نزد مانازل شده‌اند.» bible_en_fa But Elymas the sorcerer (for so is his name by interpretation) withstood them, seeking to turn away the deputy from the faith. پس برنابا را مشتری و پولس راعطارد خواندند زیرا که او در سخن‌گفتن مقدم بود. bible_en_fa Then Saul, (who also is called Paul,) filled with the Holy Ghost, set his eyes on him, پس کاهن مشتری که پیش شهر ایشان بود، گاوان و تاجها با گروه هایی از خلق به دروازه هاآورده، خواست که قربانی گذراند. bible_en_fa And said, O full of all subtilty and all mischief, thou child of the devil, thou enemy of all righteousness, wilt thou not cease to pervert the right ways of the Lord? اما چون آن دو رسول یعنی برنابا و پولس شنیدند، جامه های خود را دریده، در میان مردم افتادند و ندا کرده، bible_en_fa And now, behold, the hand of the Lord is upon thee, and thou shalt be blind, not seeing the sun for a season. And immediately there fell on him a mist and a darkness; and he went about seeking some to lead him by the hand. گفتند: «ای مردمان، چرا چنین می‌کنید؟ ما نیزانسان و صاحبان علتها مانند شما هستیم و به شمابشارت می‌دهیم که از این اباطیل رجوع کنید به سوی خدای حی که آسمان و زمین و دریا و آنچه را که در آنها است آفرید، bible_en_fa Then the deputy, when he saw what was done, believed, being astonished at the doctrine of the Lord. که در طبقات سلف همه امت‌ها را واگذاشت که در طرق خود رفتارکنند، bible_en_fa Now when Paul and his company loosed from Paphos, they came to Perga in Pamphylia: and John departing from them returned to Jerusalem. با وجودی که خود را بی‌شهادت نگذاشت، چون احسان می‌نمود و از آسمان باران بارانیده و فصول بارآور بخشیده، دلهای ما را ازخوراک و شادی پر می‌ساخت.» bible_en_fa But when they departed from Perga, they came to Antioch in Pisidia, and went into the synagogue on the sabbath day, and sat down. و بدین سخنان خلق را از گذرانیدن قربانی برای ایشان به دشواری باز داشتند. bible_en_fa And after the reading of the law and the prophets the rulers of the synagogue sent unto them, saying, Ye men and brethren, if ye have any word of exhortation for the people, say on. اما یهودیان از انطاکیه و ایقونیه آمده، مردم را با خود متحد ساختند و پولس را سنگسارکرده، از شهر بیرون کشیدند و پنداشتند که مرده است. bible_en_fa Then Paul stood up, and beckoning with his hand said, Men of Israel, and ye that fear God, give audience. اما چون شاگردان گرد او ایستادندبرخاسته، به شهر درآمد و فردای آن روز با برنابابه سوی دربه روانه شد bible_en_fa The God of this people of Israel chose our fathers, and exalted the people when they dwelt as strangers in the land of Egypt, and with an high arm brought he them out of it. و در آن شهر بشارت داده، بسیاری را شاگرد ساختند. پس به لستره وایقونیه و انطاکیه مراجعت کردند. bible_en_fa And about the time of forty years suffered he their manners in the wilderness. و دلهای شاگردان را تقویت داده، پند می‌دادند که در ایمان ثابت بمانند و اینکه با مصیبتهای بسیار می‌بایدداخل ملکوت خدا گردیم. bible_en_fa And when he had destroyed seven nations in the land of Chanaan, he divided their land to them by lot. و در هر کلیسابجهت ایشان کشیشان معین نمودند و دعا و روزه داشته، ایشان را به خداوندی که بدو ایمان آورده بودند، سپردند. bible_en_fa And after that he gave unto them judges about the space of four hundred and fifty years, until Samuel the prophet. و از پیسیدیه گذشته به پمفلیه آمدند. bible_en_fa And afterward they desired a king: and God gave unto them Saul the son of Cis, a man of the tribe of Benjamin, by the space of forty years. و در پرجه به کلام موعظه نمودند و به اتالیه فرود آمدند. bible_en_fa And when he had removed him, he raised up unto them David to be their king; to whom also he gave testimony, and said, I have found David the son of Jesse, a man after mine own heart, which shall fulfil all my will. و از آنجا به کشتی سوار شده، به انطاکیه آمدند که از همان جا ایشان را به فیض خدا سپرده بودند برای آن کاری که به انجام رسانیده بودند. bible_en_fa Of this man's seed hath God according to his promise raised unto Israel a Saviour, Jesus: و چون وارد شهر شدند کلیسا را جمع کرده، ایشان را مطلع ساختند از آنچه خدا با ایشان کرده بود و چگونه دروازه ایمان را برای امت‌ها باز کرده بود.پس مدت مدیدی با شاگردان بسر بردند. bible_en_fa When John had first preached before his coming the baptism of repentance to all the people of Israel. پس مدت مدیدی با شاگردان بسر بردند. bible_en_fa And as John fulfilled his course, he said, Whom think ye that I am? I am not he. But, behold, there cometh one after me, whose shoes of his feet I am not worthy to loose. و تنی چند از یهودیه آمده، برادران راتعلیم می‌دادند که «اگر برحسب آیین موسی مختون نشوید، ممکن نیست که نجات یابید.» bible_en_fa Men and brethren, children of the stock of Abraham, and whosoever among you feareth God, to you is the word of this salvation sent. چون پولس و برنابا را منازعه و مباحثه بسیار با ایشان واقع شد، قرار بر این شد که پولس و برنابا و چند نفر دیگر از ایشان نزد رسولان وکشیشان در اورشلیم برای این مساله بروند. bible_en_fa For they that dwell at Jerusalem, and their rulers, because they knew him not, nor yet the voices of the prophets which are read every sabbath day, they have fulfilled them in condemning him. پس کلیسا ایشان را مشایعت نموده از فینیقیه و سامره عبور کرده، ایمان آوردن امت‌ها را بیان کردند وهمه برادران را شادی عظیم دادند. bible_en_fa And though they found no cause of death in him, yet desired they Pilate that he should be slain. و چون وارد اورشلیم شدند، کلیسا ورسولان و کشیشان ایشان را پذیرفتند و آنها را ازآنچه خدا با ایشان کرده بود، خبر دادند. bible_en_fa And when they had fulfilled all that was written of him, they took him down from the tree, and laid him in a sepulchre. آنگاه بعضی از فرقه فریسیان که ایمان آورده بودند، برخاسته، گفتند: «اینها را باید ختنه نمایند و امر کنند که سنن موسی را نگاه دارند.» bible_en_fa But God raised him from the dead: پس رسولان و کشیشان جمع شدند تا در این امر مصلحت بینند. bible_en_fa And he was seen many days of them which came up with him from Galilee to Jerusalem, who are his witnesses unto the people. و چون مباحثه سخت شد، پطرس برخاسته، بدیشان گفت: «ای برادران عزیز، شما آگاهید که از ایام اول، خدا از میان شمااختیار کرد که امت‌ها از زبان من کلام بشارت رابشنوند و ایمان آورند. bible_en_fa And we declare unto you glad tidings, how that the promise which was made unto the fathers, و خدای عارف‌القلوب بر ایشان شهادت داد بدین که روح‌القدس رابدیشان داد، چنانکه به ما نیز. bible_en_fa God hath fulfilled the same unto us their children, in that he hath raised up Jesus again; as it is also written in the second psalm, Thou art my Son, this day have I begotten thee. و در میان ما وایشان هیچ فرق نگذاشت، بلکه محض ایمان دلهای ایشان را طاهر نمود. bible_en_fa And as concerning that he raised him up from the dead, now no more to return to corruption, he said on this wise, I will give you the sure mercies of David. پس اکنون چراخدا را امتحان می‌کنید که یوغی بر گردن شاگردان می‌نهید که پدران ما و ما نیز طاقت تحمل آن رانداشتیم، bible_en_fa Wherefore he saith also in another psalm, Thou shalt not suffer thine Holy One to see corruption. بلکه اعتقاد داریم که محض فیض خداوند عیسی مسیح نجات خواهیم یافت، همچنان‌که ایشان نیز.» bible_en_fa For David, after he had served his own generation by the will of God, fell on sleep, and was laid unto his fathers, and saw corruption: پس تمام جماعت ساکت شده، به برنابا وپولس گوش گرفتند چون آیات و معجزات رابیان می‌کردند که خدا در میان امت‌ها به وساطت ایشان ظاهر ساخته بود. bible_en_fa But he, whom God raised again, saw no corruption. پس چون ایشان ساکت شدند، یعقوب رو آورده، گفت: «ای برادران عزیز، مرا گوش گیرید. bible_en_fa Be it known unto you therefore, men and brethren, that through this man is preached unto you the forgiveness of sins: شمعون بیان کرده است که چگونه خدا اول امت‌ها را تفقدنمود تا قومی از ایشان به نام خود بگیرد. bible_en_fa And by him all that believe are justified from all things, from which ye could not be justified by the law of Moses. وکلام انبیا در این مطابق است چنانکه مکتوب است bible_en_fa Beware therefore, lest that come upon you, which is spoken of in the prophets; که «بعد از این رجوع نموده، خیمه داود را که افتاده است باز بنا می‌کنم و خرابیهای آن را باز بنامی کنم و آن را برپا خواهم کرد، bible_en_fa Behold, ye despisers, and wonder, and perish: for I work a work in your days, a work which ye shall in no wise believe, though a man declare it unto you. تا بقیه مردم طالب خداوند شوند و جمیع امت هایی که بر آنهانام من نهاده شده است.» bible_en_fa And when the Jews were gone out of the synagogue, the Gentiles besought that these words might be preached to them the next sabbath. این را می‌گوید خداوندی که این چیزها را از بدو عالم معلوم کرده است. bible_en_fa Now when the congregation was broken up, many of the Jews and religious proselytes followed Paul and Barnabas: who, speaking to them, persuaded them to continue in the grace of God. پس رای من این است: کسانی را که ازامت‌ها به سوی خدا بازگشت می‌کنند زحمت نرسانیم، bible_en_fa And the next sabbath day came almost the whole city together to hear the word of God. مگر اینکه ایشان را حکم کنیم که ازنجاسات بتها و زنا و حیوانات خفه شده و خون بپرهیزند. bible_en_fa But when the Jews saw the multitudes, they were filled with envy, and spake against those things which were spoken by Paul, contradicting and blaspheming. زیرا که موسی از طبقات سلف در هرشهر اشخاصی دارد که بدو موعظه می‌کنند، چنانکه در هر سبت در کنایس او را تلاوت می‌کنند.» bible_en_fa Then Paul and Barnabas waxed bold, and said, It was necessary that the word of God should first have been spoken to you: but seeing ye put it from you, and judge yourselves unworthy of everlasting life, lo, we turn to the Gentiles. آنگاه رسولان و کشیشان با تمامی کلیسابدین رضا دادند که چند نفر از میان خود انتخاب نموده، همراه پولس و برنابا به انطاکیه بفرستند، یعنی یهودای ملقب به برسابا و سیلاس که ازپیشوایان برادران بودند. bible_en_fa For so hath the Lord commanded us, saying, I have set thee to be a light of the Gentiles, that thou shouldest be for salvation unto the ends of the earth. و بدست ایشان نوشتند که «رسولان و کشیشان و برادران، به برادران از امت‌ها که در انطاکیه و سوریه و قیلیقیه می‌باشند، سلام می‌رسانند. bible_en_fa And when the Gentiles heard this, they were glad, and glorified the word of the Lord: and as many as were ordained to eternal life believed. چون شنیده شدکه بعضی از میان ما بیرون رفته، شما را به سخنان خود مشوش ساخته، دلهای شما رامنقلب می‌نمایند و می‌گویند که می‌باید مختون شده، شریعت را نگاه بدارید و ما به ایشان هیچ امر نکردیم. bible_en_fa And the word of the Lord was published throughout all the region. لهذا ما به یک دل مصلحت دیدیم که چند نفر را اختیار نموده، همراه عزیزان خود برنابا و پولس به نزد شمابفرستیم، bible_en_fa But the Jews stirred up the devout and honourable women, and the chief men of the city, and raised persecution against Paul and Barnabas, and expelled them out of their coasts. اشخاصی که جانهای خود را در راه نام خداوند ما عیسی مسیح تسلیم کرده‌اند. bible_en_fa But they shook off the dust of their feet against them, and came unto Iconium. پس یهودا و سیلاس را فرستادیم و ایشان شمارا از این امور زبانی خواهند آگاهانید. bible_en_fa And the disciples were filled with joy, and with the Holy Ghost. زیراکه روح‌القدس و ما صواب دیدیم که باری بر شماننهیم جز این ضروریات bible_en_fa And it came to pass in Iconium, that they went both together into the synagogue of the Jews, and so spake, that a great multitude both of the Jews and also of the Greeks believed. که از قربانی های بتها و خون و حیوانات خفه شده و زنا بپرهیزید که هرگاه از این امور خود را محفوظ دارید به نیکویی خواهید پرداخت والسلام.» bible_en_fa But the unbelieving Jews stirred up the Gentiles, and made their minds evil affected against the brethren. پس ایشان مرخص شده، به انطاکیه آمدندو جماعت را فراهم آورده، نامه را رسانیدند. bible_en_fa Long time therefore abode they speaking boldly in the Lord, which gave testimony unto the word of his grace, and granted signs and wonders to be done by their hands. چون مطالعه کردند، از این تسلی شادخاطرگشتند. bible_en_fa But the multitude of the city was divided: and part held with the Jews, and part with the apostles. و یهودا و سیلاس چونکه ایشان هم نبی بودند، برادران را به سخنان بسیار، نصیحت وتقویت نمودند. bible_en_fa And when there was an assault made both of the Gentiles, and also of the Jews with their rulers, to use them despitefully, and to stone them, پس چون مدتی در آنجا بسربردند به سلامتی از برادران رخصت گرفته، به سوی فرستندگان خود توجه نمودند. bible_en_fa They were ware of it, and fled unto Lystra and Derbe, cities of Lycaonia, and unto the region that lieth round about: اماپولس و برنابا در انطاکیه توقف نموده، bible_en_fa And there they preached the gospel. بابسیاری دیگر تعلیم و بشارت به کلام خدامی دادند. bible_en_fa And there sat a certain man at Lystra, impotent in his feet, being a cripple from his mother's womb, who never had walked: و بعد از ایام چند پولس به برنابا گفت: «برگردیم و برادران را در هر شهری که در آنها به کلام خداوند اعلام نمودیم، دیدن کنیم که چگونه می‌باشند.» bible_en_fa The same heard Paul speak: who stedfastly beholding him, and perceiving that he had faith to be healed, اما برنابا چنان مصلحت دید که یوحنای ملقب به مرقس را همراه نیز بردارد. bible_en_fa Said with a loud voice, Stand upright on thy feet. And he leaped and walked. لیکن پولس چنین صلاح دانست که شخصی راکه از پمفلیه از ایشان جدا شده بود و با ایشان درکار همراهی نکرده بود، با خود نبرد. bible_en_fa And when the people saw what Paul had done, they lifted up their voices, saying in the speech of Lycaonia, The gods are come down to us in the likeness of men. پس نزاعی سخت شد بحدی که از یکدیگر جدا شده، برنابا مرقس را برداشته، به قپرس از راه دریا رفت. bible_en_fa And they called Barnabas, Jupiter; and Paul, Mercurius, because he was the chief speaker. اما پولس سیلاس را اختیار کرد و از برادران به فیض خداوند سپرده شده، رو به سفر نهاد.و ازسوریه و قیلیقیه عبور کرده، کلیساها را استوارمی نمود. bible_en_fa Then the priest of Jupiter, which was before their city, brought oxen and garlands unto the gates, and would have done sacrifice with the people. و ازسوریه و قیلیقیه عبور کرده، کلیساها را استوارمی نمود. bible_en_fa Which when the apostles, Barnabas and Paul, heard of, they rent their clothes, and ran in among the people, crying out, و به دربه و لستره آمد که اینک شاگردی تیموتاوس نام آنجا بود، پسر زن یهودیه مومنه لیکن پدرش یونانی بود. bible_en_fa And saying, Sirs, why do ye these things? We also are men of like passions with you, and preach unto you that ye should turn from these vanities unto the living God, which made heaven, and earth, and the sea, and all things that are therein: که برادران در لستره و ایقونیه بر او شهادت می‌دادند. bible_en_fa Who in times past suffered all nations to walk in their own ways. چون پولس خواست او همراه وی بیاید، او راگرفته مختون ساخت، به‌سبب یهودیانی که در آن نواحی بودند زیرا که همه پدرش را می‌شناختندکه یونانی بود. bible_en_fa Nevertheless he left not himself without witness, in that he did good, and gave us rain from heaven, and fruitful seasons, filling our hearts with food and gladness. و در هر شهری که می‌گشتند، قانونها را که رسولان و کشیشان در اورشلیم حکم فرموده بودند، بدیشان می‌سپردند تا حفظ نمایند. bible_en_fa And with these sayings scarce restrained they the people, that they had not done sacrifice unto them. پس کلیساها در ایمان استوار می‌شدند و روزبروز در شماره افزوده می‌گشتند. bible_en_fa And there came thither certain Jews from Antioch and Iconium, who persuaded the people, and, having stoned Paul, drew him out of the city, supposing he had been dead. و چون از فریجیه و دیار غلاطیه عبورکردند، روح‌القدس ایشان را از رسانیدن کلام به آسیا منع نمود. bible_en_fa Howbeit, as the disciples stood round about him, he rose up, and came into the city: and the next day he departed with Barnabas to Derbe. پس به میسیا آمده، سعی نمودندکه به بطینیا بروند، لیکن روح عیسی ایشان رااجازت نداد. bible_en_fa And when they had preached the gospel to that city, and had taught many, they returned again to Lystra, and to Iconium, and Antioch, و از میسیا گذشته به ترواس رسیدند. bible_en_fa Confirming the souls of the disciples, and exhorting them to continue in the faith, and that we must through much tribulation enter into the kingdom of God. شبی پولس را رویایی رخ نمود که شخصی از اهل مکادونیه ایستاده بود التماس نموده گفت: «به مکادونیه آمده، ما را امداد فرما.» bible_en_fa And when they had ordained them elders in every church, and had prayed with fasting, they commended them to the Lord, on whom they believed. چون این‌رویا را دید، بی‌درنگ عازم سفرمکادونیه شدیم، زیرا به یقین دانستیم که خداوندما را خوانده است تا بشارت بدیشان رسانیم. bible_en_fa And after they had passed throughout Pisidia, they came to Pamphylia. پس از ترواس به کشتی نشسته، به راه مستقیم به ساموتراکی رفتیم و روز دیگر به نیاپولیس. bible_en_fa And when they had preached the word in Perga, they went down into Attalia: و از آنجا به فیلپی رفتیم که شهر اول ازسرحد مکادونیه و کلونیه است و در آن شهر‌چندروز توقف نمودیم. bible_en_fa And thence sailed to Antioch, from whence they had been recommended to the grace of God for the work which they fulfilled. و در روز سبت از شهربیرون شده و به کنار رودخانه جایی که نماز می گذاردند، نشسته با زنانی که در آنجا جمع می‌شدند سخن راندیم. bible_en_fa And when they were come, and had gathered the church together, they rehearsed all that God had done with them, and how he had opened the door of faith unto the Gentiles. و زنی لیدیه نام، ارغوان فروش، که از شهر طیاتیرا و خداپرست بود، می‌شنید که خداوند دل او را گشود تا سخنان پولس را بشنود. bible_en_fa And there they abode long time with the disciples. و چون او و اهل خانه‌اش تعمید یافتند، خواهش نموده، گفت: «اگر شما رایقین است که به خداوند ایمان آوردم، به خانه من درآمده، بمانید.» و ما را الحاح نمود. bible_en_fa And certain men which came down from Judaea taught the brethren, and said, Except ye be circumcised after the manner of Moses, ye cannot be saved. و واقع شد که چون ما به محل نمازمی رفتیم، کنیزی که روح تفال داشت و ازغیب گویی منافع بسیار برای آقایان خود پیدامی نمود، به ما برخورد. bible_en_fa When therefore Paul and Barnabas had no small dissension and disputation with them, they determined that Paul and Barnabas, and certain other of them, should go up to Jerusalem unto the apostles and elders about this question. و از عقب پولس و ماآمده، ندا کرده، می‌گفت که «این مردمان خدام خدای تعالی می‌باشند که شما را از طریق نجات اعلام می‌نمایند.» bible_en_fa And being brought on their way by the church, they passed through Phenice and Samaria, declaring the conversion of the Gentiles: and they caused great joy unto all the brethren. و چون این کار را روزهای بسیار می‌کرد، پولس دلتنگ شده، برگشت و به روح گفت: «تو را می‌فرمایم به نام عیسی مسیح ازاین دختر بیرون بیا.» که در ساعت از او بیرون شد. bible_en_fa And when they were come to Jerusalem, they were received of the church, and of the apostles and elders, and they declared all things that God had done with them. اما چون آقایانش دیدند که از کسب خودمایوس شدند، پولس و سیلاس را گرفته، در بازارنزد حکام کشیدند. bible_en_fa But there rose up certain of the sect of the Pharisees which believed, saying, That it was needful to circumcise them, and to command them to keep the law of Moses. و ایشان را نزد والیان حاضرساخته، گفتند: «این دو شخص شهر ما را به شورش آورده‌اند و از یهود هستند، bible_en_fa And the apostles and elders came together for to consider of this matter. و رسومی را اعلام می‌نمایند که پذیرفتن و به‌جا آوردن آنهابر ما که رومیان هستیم، جایز نیست.» bible_en_fa And when there had been much disputing, Peter rose up, and said unto them, Men and brethren, ye know how that a good while ago God made choice among us, that the Gentiles by my mouth should hear the word of the gospel, and believe. پس خلق بر ایشان هجوم آوردند و والیان جامه های ایشان را کنده، فرمودند ایشان را چوب بزنند. bible_en_fa And God, which knoweth the hearts, bare them witness, giving them the Holy Ghost, even as he did unto us; و چون ایشان را چوب بسیار زدند، به زندان افکندند و داروغه زندان را تاکید فرمودند که ایشان را محکم نگاه دارد. bible_en_fa And put no difference between us and them, purifying their hearts by faith. و چون او بدینطورامر یافت، ایشان را به زندان درونی انداخت وپایهای ایشان را در کنده مضبوط کرد. bible_en_fa Now therefore why tempt ye God, to put a yoke upon the neck of the disciples, which neither our fathers nor we were able to bear? اما قریب به نصف شب، پولس و سیلاس دعا کرده، خدا را تسبیح می‌خواندند و زندانیان ایشان را می‌شنیدند. bible_en_fa But we believe that through the grace of the Lord Jesus Christ we shall be saved, even as they. که ناگاه زلزله‌ای عظیم حادث گشت بحدی که بیناد زندان به جنبش درآمد و دفعه همه درها باز شد و زنجیرها از همه فرو ریخت. bible_en_fa Then all the multitude kept silence, and gave audience to Barnabas and Paul, declaring what miracles and wonders God had wrought among the Gentiles by them. اما داروغه بیدار شده، چون درهای زندان را گشوده دید، شمشیر خود راکشیده، خواست خود را بکشد زیرا گمان برد که زندانیان فرار کرده‌اند. bible_en_fa And after they had held their peace, James answered, saying, Men and brethren, hearken unto me: اما پولس به آواز بلندصدا زده، گفت: «خود را ضرری مرسان زیرا که ماهمه در اینجا هستیم.» bible_en_fa Simeon hath declared how God at the first did visit the Gentiles, to take out of them a people for his name. پس چراغ طلب نموده، به اندرون جست و لرزان شده، نزد پولس وسیلاس افتاد. bible_en_fa And to this agree the words of the prophets; as it is written, و ایشان را بیرون آورده، گفت: «ای آقایان، مرا چه باید کرد تا نجات یابم؟» bible_en_fa After this I will return, and will build again the tabernacle of David, which is fallen down; and I will build again the ruins thereof, and I will set it up: گفتند: «به خداوند عیسی مسیح ایمان آور که تو و اهل خانه ات نجات خواهید یافت.» bible_en_fa That the residue of men might seek after the Lord, and all the Gentiles, upon whom my name is called, saith the Lord, who doeth all these things. آنگاه کلام خداوند را برای او وتمامی اهل بیتش بیان کردند. bible_en_fa Known unto God are all his works from the beginning of the world. پس ایشان را برداشته، در همان ساعت شب زخمهای ایشان را شست و خود و همه کسانش فی الفور تعمید یافتند. bible_en_fa Wherefore my sentence is, that we trouble not them, which from among the Gentiles are turned to God: و ایشان را به خانه خود درآورده، خوانی پیش ایشان نهاد و باتمامی عیال خود به خدا ایمان آورده، شادگردیدند. bible_en_fa But that we write unto them, that they abstain from pollutions of idols, and from fornication, and from things strangled, and from blood. اما چون روز شد، والیان فراشان فرستاده، گفتند: «آن دو شخص را رها نما.» bible_en_fa For Moses of old time hath in every city them that preach him, being read in the synagogues every sabbath day. آنگاه داروغه پولس را از این سخنان آگاهانیدکه «والیان فرستاده‌اند تا رستگار شوید. پس الان بیرون آمده، به سلامتی روانه شوید.» bible_en_fa Then pleased it the apostles and elders, with the whole church, to send chosen men of their own company to Antioch with Paul and Barnabas; namely, Judas surnamed Barsabas, and Silas, chief men among the brethren: لیکن پولس بدیشان گفت: «ما را که مردمان رومی می‌باشیم، آشکارا و بی‌حجت زده، به زندان انداختند. آیا الان ما را به پنهانی بیرون می‌نمایند؟ نی بلکه خود آمده، ما را بیرون بیاورند. bible_en_fa And they wrote letters by them after this manner; The apostles and elders and brethren send greeting unto the brethren which are of the Gentiles in Antioch and Syria and Cilicia: پس فراشان این سخنان را به والیان گفتند و چون شنیدند که رومی هستند بترسیدند bible_en_fa Forasmuch as we have heard, that certain which went out from us have troubled you with words, subverting your souls, saying, Ye must be circumcised, and keep the law: to whom we gave no such commandment: و آمده، بدیشان التماس نموده، بیرون آوردندو خواهش کردند که از شهر بروند.آنگاه اززندان بیرون آمده، به خانه لیدیه شتافتند و بابرادران ملاقات نموده و ایشان را نصیحت کرده، روانه شدند. bible_en_fa It seemed good unto us, being assembled with one accord, to send chosen men unto you with our beloved Barnabas and Paul, آنگاه اززندان بیرون آمده، به خانه لیدیه شتافتند و بابرادران ملاقات نموده و ایشان را نصیحت کرده، روانه شدند. bible_en_fa Men that have hazarded their lives for the name of our Lord Jesus Christ. و از امفپولس و اپلونیه گذشته، به تسالونیکی رسیدند که در آنجا کنیسه یهود بود. bible_en_fa We have sent therefore Judas and Silas, who shall also tell you the same things by mouth. پس پولس برحسب عادت خود، نزدایشان داخل شده، در سه سبت با ایشان از کتاب مباحثه می‌کرد bible_en_fa For it seemed good to the Holy Ghost, and to us, to lay upon you no greater burden than these necessary things; و واضح و مبین می‌ساخت که «لازم بود مسیح زحمت بیند و از مردگان برخیزدو عیسی که خبر او را به شما می‌دهم، این مسیح است.» bible_en_fa That ye abstain from meats offered to idols, and from blood, and from things strangled, and from fornication: from which if ye keep yourselves, ye shall do well. Fare ye well. و بعضی از ایشان قبول کردند و با پولس و سیلاس متحد شدند و از یونانیان خداترس، گروهی عظیم و از زنان شریف، عددی کثیر. bible_en_fa So when they were dismissed, they came to Antioch: and when they had gathered the multitude together, they delivered the epistle: امایهودیان بی‌ایمان حسد برده، چند نفر اشرار ازبازاریها را برداشته، خلق را جمع کرده، شهر را به شورش آوردند و به خانه یاسون تاخته، خواستندایشان را در میان مردم ببرند. bible_en_fa Which when they had read, they rejoiced for the consolation. و چون ایشان رانیافتند، یاسون و چند برادر را نزد حکام شهرکشیدند و ندا می‌کردند که «آنانی که ربع مسکون را شورانیده‌اند، حال بدینجا نیزآمده‌اند. bible_en_fa And Judas and Silas, being prophets also themselves, exhorted the brethren with many words, and confirmed them. و یاسون ایشان را پذیرفته است وهمه اینها برخلاف احکام قیصر عمل می‌کنند وقایل بر این هستند که پادشاهی دیگر هست یعنی عیسی.» bible_en_fa And after they had tarried there a space, they were let go in peace from the brethren unto the apostles. پس خلق و حکام شهر را ازشنیدن این سخنان مضطرب ساختند bible_en_fa Notwithstanding it pleased Silas to abide there still. و ازیاسون و دیگران کفالت گرفته، ایشان را رهاکردند. bible_en_fa Paul also and Barnabas continued in Antioch, teaching and preaching the word of the Lord, with many others also. اما برادران بی‌درنگ در شب پولس وسیلاس را به سوی بیریه روانه کردند و ایشان بدانجا رسیده، به کنیسه یهود درآمدند. bible_en_fa And some days after Paul said unto Barnabas, Let us go again and visit our brethren in every city where we have preached the word of the Lord, and see how they do. و اینهااز اهل تسالونیکی نجیب‌تر بودند، چونکه درکمال رضامندی کلام را پذیرفتند و هر روز کتب را تفتیش می‌نمودند که آیا این همچنین است. bible_en_fa And Barnabas determined to take with them John, whose surname was Mark. پس بسیاری از ایشان ایمان آوردند و از زنان شریف یونانیه و از مردان، جمعی عظیم. bible_en_fa But Paul thought not good to take him with them, who departed from them from Pamphylia, and went not with them to the work. لیکن چون یهودیان تسالونیکی فهمیدند که پولس در بیریه نیز به کلام خدا موعظه می‌کند، درآنجا هم رفته، خلق را شورانیدند. bible_en_fa And the contention was so sharp between them, that they departed asunder one from the other: and so Barnabas took Mark, and sailed unto Cyprus; در ساعت برادران پولس را به سوی دریا روانه کردند ولی سیلاس با تیموتاوس در آنجا توقف نمودند. bible_en_fa And Paul chose Silas, and departed, being recommended by the brethren unto the grace of God. ورهنمایان پولس او را به اطینا آوردند و حکم برای سیلاس و تیموتاوس گرفته که به زودی هر‌چه تمام تر به نزد او آیند، روانه شدند. bible_en_fa And he went through Syria and Cilicia, confirming the churches. اما چون پولس در اطینا انتظار ایشان رامی کشید، روح او در اندرونش مضطرب گشت چون دید که شهر از بتها پر است. bible_en_fa Then came he to Derbe and Lystra: and, behold, a certain disciple was there, named Timotheus, the son of a certain woman, which was a Jewess, and believed; but his father was a Greek: پس درکنیسه با یهودیان و خداپرستان و در بازار، هرروزه با هر‌که ملاقات می‌کرد، مباحثه می‌نمود. bible_en_fa Which was well reported of by the brethren that were at Lystra and Iconium. اما بعضی از فلاسفه اپیکوریین و رواقیین با اوروبرو شده، بعضی می‌گفتند: «این یاوه‌گو چه می‌خواهد بگوید؟» و دیگران گفتند: «ظاهر واعظ به خدایان غریب است.» زیرا که ایشان را به عیسی و قیامت بشارت می‌داد. bible_en_fa Him would Paul have to go forth with him; and took and circumcised him because of the Jews which were in those quarters: for they knew all that his father was a Greek. پس او راگرفته، به کوه مریخ بردند و گفتند: «آیا می‌توانیم یافت که این تعلیم تازه‌ای که تو می‌گویی چیست؟ bible_en_fa And as they went through the cities, they delivered them the decrees for to keep, that were ordained of the apostles and elders which were at Jerusalem. چونکه سخنان غریب به گوش مامی رسانی. پس می‌خواهیم بدانیم از اینها چه مقصود است.» bible_en_fa And so were the churches established in the faith, and increased in number daily. اما جمیع اهل اطینا و غربای ساکن آنجا جز برای گفت و شنید درباره چیزهای تازه فراغتی نمی داشتند. bible_en_fa Now when they had gone throughout Phrygia and the region of Galatia, and were forbidden of the Holy Ghost to preach the word in Asia, پس پولس در وسط کوه مریخ ایستاده، گفت: «ای مردان اطینا، شما را از هر جهت بسیاردیندار یافته‌ام، bible_en_fa After they were come to Mysia, they assayed to go into Bithynia: but the Spirit suffered them not. زیرا چون سیر کرده، معابدشما را نظاره می‌نمودم، مذبحی یافتم که بر آن، نام خدای ناشناخته نوشته بود. پس آنچه را شماناشناخته می‌پرستید، من به شما اعلام می‌نمایم. bible_en_fa And they passing by Mysia came down to Troas. خدایی که جهان و آنچه در آن است آفرید، چونکه او مالک آسمان و زمین است، درهیکلهای ساخته شده به‌دستها ساکن نمی باشد bible_en_fa And a vision appeared to Paul in the night; There stood a man of Macedonia, and prayed him, saying, Come over into Macedonia, and help us. و از دست مردم خدمت کرده نمی شود که گویامحتاج چیزی باشد، بلکه خود به همگان حیات ونفس و جمیع چیزها می‌بخشد. bible_en_fa And after he had seen the vision, immediately we endeavored to go into Macedonia, assuredly gathering that the Lord had called us for to preach the gospel unto them. و هر امت انسان را از یک خون ساخت تا بر تمامی روی زمین مسکن گیرند و زمانهای معین و حدودمسکنهای ایشان را مقرر فرمود bible_en_fa Therefore loosing from Troas, we came with a straight course to Samothracia, and the next day to Neapolis; تا خدا را طلب کنند که شاید او را تفحص کرده، بیابند، با آنکه ازهیچ‌یکی از ما دور نیست. bible_en_fa And from thence to Philippi, which is the chief city of that part of Macedonia, and a colony: and we were in that city abiding certain days. زیرا که در او زندگی و حرکت و وجود داریم چنانکه بعضی از شعرای شما نیز گفته‌اند که از نسل او می‌باشیم. bible_en_fa And on the sabbath we went out of the city by a river side, where prayer was wont to be made; and we sat down, and spake unto the women which resorted thither. پس چون از نسل خدا می‌باشیم، نشاید گمان برد که الوهیت شباهت دارد به طلا یا نقره یا سنگ منقوش به صنعت یا مهارت انسان. bible_en_fa And a certain woman named Lydia, a seller of purple, of the city of Thyatira, which worshipped God, heard us: whose heart the Lord opened, that she attended unto the things which were spoken of Paul. پس خدا اززمانهای جهالت چشم پوشیده، الان تمام خلق رادر هر جا حکم می‌فرماید که توبه کنند. bible_en_fa And when she was baptized, and her household, she besought us, saying, If ye have judged me to be faithful to the Lord, come into my house, and abide there. And she constrained us. زیرا روزی را مقرر فرمود که در آن ربع مسکون را به انصاف داوری خواهد نمود به آن مردی که معین فرمود و همه را دلیل داد به اینکه او را از مردگان برخیزانید.» bible_en_fa And it came to pass, as we went to prayer, a certain damsel possessed with a spirit of divination met us, which brought her masters much gain by soothsaying: چون ذکر قیامت مردگان شنیدند، بعضی استهزا نمودند و بعضی گفتند مرتبه دیگر در این امر از تو خواهیم شنید. bible_en_fa The same followed Paul and us, and cried, saying, These men are the servants of the most high God, which shew unto us the way of salvation. و همچنین پولس ازمیان ایشان بیرون رفت.لیکن چند نفر بدوپیوسته ایمان آوردند که از‌جمله ایشان دیونیسیوس آریوپاغی بود و زنی که دامرس نام داشت و بعضی دیگر با ایشان. bible_en_fa And this did she many days. But Paul, being grieved, turned and said to the spirit, I command thee in the name of Jesus Christ to come out of her. And he came out the same hour. لیکن چند نفر بدوپیوسته ایمان آوردند که از‌جمله ایشان دیونیسیوس آریوپاغی بود و زنی که دامرس نام داشت و بعضی دیگر با ایشان. bible_en_fa And when her masters saw that the hope of their gains was gone, they caught Paul and Silas, and drew them into the marketplace unto the rulers, و بعد از آن پولس از اطینا روانه شده، به قرنتس آمد. bible_en_fa And brought them to the magistrates, saying, These men, being Jews, do exceedingly trouble our city, و مرد یهودی اکیلا نام راکه مولدش پنطس بود و از ایطالیا تازه رسیده بودو زنش پرسکله را یافت زیرا کلودیوس فرمان داده بود که همه یهودیان از روم بروند. پس نزدایشان آمد. bible_en_fa And teach customs, which are not lawful for us to receive, neither to observe, being Romans. و چونکه با ایشان همپیشه بود، نزدایشان مانده، به‌کار مشغول شد و کسب ایشان خیمه‌دوزی بود. bible_en_fa And the multitude rose up together against them: and the magistrates rent off their clothes, and commanded to beat them. و هر سبت در کنیسه مکالمه کرده، یهودیان و یونانیان را مجاب می‌ساخت. bible_en_fa And when they had laid many stripes upon them, they cast them into prison, charging the jailor to keep them safely: اما چون سیلاس و تیموتاوس از مکادونیه آمدند، پولس در روح مجبور شده، برای یهودیان شهادت می‌داد که عیسی، مسیح است. bible_en_fa Who, having received such a charge, thrust them into the inner prison, and made their feet fast in the stocks. ولی چون ایشان مخالفت نموده، کفر می‌گفتند، دامن خود را بر ایشان افشانده، گفت: «خون شما بر سرشما است. من بری هستم. بعد از این به نزد امت هامی روم.» bible_en_fa And at midnight Paul and Silas prayed, and sang praises unto God: and the prisoners heard them. پس از آنجا نقل کرده، به خانه شخصی یوستس نام خداپرست آمد که خانه او متصل به کنیسه بود. bible_en_fa And suddenly there was a great earthquake, so that the foundations of the prison were shaken: and immediately all the doors were opened, and every one's bands were loosed. اما کرسپس، رئیس کنیسه با تمامی اهل بیتش به خداوند ایمان آوردند و بسیاری ازاهل قرنتس چون شنیدند، ایمان آورده، تعمیدیافتند. bible_en_fa And the keeper of the prison awaking out of his sleep, and seeing the prison doors open, he drew out his sword, and would have killed himself, supposing that the prisoners had been fled. شبی خداوند در رویا به پولس گفت: «ترسان مباش، بلکه سخن بگو و خاموش مباش bible_en_fa But Paul cried with a loud voice, saying, Do thyself no harm: for we are all here. زیرا که من با تو هستم و هیچ‌کس تو را اذیت نخواهد رسانید زیرا که مرا در این شهر خلق بسیار است.» bible_en_fa Then he called for a light, and sprang in, and came trembling, and fell down before Paul and Silas, پس مدت یک سال و شش ماه توقف نموده، ایشان را به کلام خدا تعلیم می‌داد. bible_en_fa And brought them out, and said, Sirs, what must I do to be saved? اماچون غالیون والی اخائیه بود، یهودیان یکدل شده، بر سر پولس تاخته، او را پیش مسند حاکم بردند bible_en_fa And they said, Believe on the Lord Jesus Christ, and thou shalt be saved, and thy house. و گفتند: «این شخص مردم را اغوامی کند که خدا را برخلاف شریعت عبادت کنند.» bible_en_fa And they spake unto him the word of the Lord, and to all that were in his house. چون پولس خواست حرف زند، غالیون گفت: «ای یهودیان اگر ظلمی یا فسقی فاحش می‌بود، هر آینه شرط عقل می‌بود که متحمل شما بشوم. bible_en_fa And he took them the same hour of the night, and washed their stripes; and was baptized, he and all his, straightway. ولی چون مساله‌ای است درباره سخنان ونامها و شریعت شما، پس خود بفهمید. من درچنین امور نمی خواهم داوری کنم.» bible_en_fa And when he had brought them into his house, he set meat before them, and rejoiced, believing in God with all his house. پس ایشان را از پیش مسند براند. bible_en_fa And when it was day, the magistrates sent the serjeants, saying, Let those men go. و همه سوستانیس رئیس کنسیه را گرفته او را در مقابل مسند والی بزدند و غالیون را از این امور هیچ پروانبود. bible_en_fa And the keeper of the prison told this saying to Paul, The magistrates have sent to let you go: now therefore depart, and go in peace. اما پولس بعد از آن روزهای بسیار در آنجاتوقف نمود پس برادران را وداع نموده، به سوریه از راه دریا رفت و پرسکله و اکیلا همراه او رفتند. و درکنخریه موی خود را چید چونکه نذر کرده بود. bible_en_fa But Paul said unto them, They have beaten us openly uncondemned, being Romans, and have cast us into prison; and now do they thrust us out privily? nay verily; but let them come themselves and fetch us out. و چون به افسس رسید آن دو نفر را درآنجا رها کرده، خود به کنیسه درآمده، با یهودیان مباحثه نمود. bible_en_fa And the serjeants told these words unto the magistrates: and they feared, when they heard that they were Romans. و چون ایشان خواهش نمودندکه مدتی با ایشان بماند، قبول نکرد bible_en_fa And they came and besought them, and brought them out, and desired them to depart out of the city. بلکه ایشان را وداع کرده، گفت که «مرا به هر صورت باید عیدآینده را در اورشلیم صرف کنم. لیکن اگر خدابخواهد، باز به نزد شما خواهم برگشت.» پس ازافسس روانه شد. bible_en_fa And they went out of the prison, and entered into the house of Lydia and when they had seen the brethren, they comforted them, and departed. و به قیصریه فرود آمده (به اورشلیم ) رفت و کلیسا را تحیت نموده، به انطاکیه آمد. bible_en_fa Now when they had passed through Amphipolis and Apollonia, they came to Thessalonica, where was a synagogue of the Jews: و مدتی در آنجا مانده، باز به سفر توجه نمود و در ملک غلاطیه و فریجیه جابجا می‌گشت و همه شاگردان را استوار می‌نمود. bible_en_fa And Paul, as his manner was, went in unto them, and three sabbath days reasoned with them out of the scriptures, اما شخصی یهود اپلس نام از اهل اسکندریه که مردی فصیح و در کتاب توانا بود، به افسس رسید. bible_en_fa Opening and alleging, that Christ must needs have suffered, and risen again from the dead; and that this Jesus, whom I preach unto you, is Christ. او درطریق خداوند تربیت یافته و در روح سرگرم بوده، درباره خداوند به دقت تکلم و تعلیم می‌نمود هر‌چند چز از تعمید یحیی اطلاعی نداشت. bible_en_fa And some of them believed, and consorted with Paul and Silas; and of the devout Greeks a great multitude, and of the chief women not a few. همان شخص در کنیسه به دلیری سخن آغاز کرد اما چون پرسکله و اکیلا او راشنیدند، نزد خود آوردند و به دقت تمام طریق خدا را بدو آموختند. bible_en_fa But the Jews which believed not, moved with envy, took unto them certain lewd fellows of the baser sort, and gathered a company, and set all the city on an uproar, and assaulted the house of Jason, and sought to bring them out to the people. پس چون اوعزیمت سفر اخائیه کرد، برادران او راترغیب نموده، به شاگردان سفارش نامه‌ای نوشتند که او را بپذیرند. و چون بدانجا رسیدآنانی را که به وسیله فیض ایمان آورده بودند، اعانت بسیار نمود،زیرا به قوت تمام بر یهوداقامه حجت می‌کرد و از کتب ثابت می‌نمود که عیسی، مسیح است. bible_en_fa And when they found them not, they drew Jason and certain brethren unto the rulers of the city, crying, These that have turned the world upside down are come hither also; زیرا به قوت تمام بر یهوداقامه حجت می‌کرد و از کتب ثابت می‌نمود که عیسی، مسیح است. bible_en_fa Whom Jason hath received: and these all do contrary to the decrees of Caesar, saying that there is another king, one Jesus. و چون اپلس در قرنتس بود، پولس درنواحی بالا گردش کرده، به افسس رسید. و در آنجا شاگرد چند یافته، bible_en_fa And they troubled the people and the rulers of the city, when they heard these things. بدیشان گفت: «آیا هنگامی که ایمان آوردید، روح‌القدس را یافتید؟» به وی گفتند: «بلکه نشنیدیم که روح‌القدس هست!» bible_en_fa And when they had taken security of Jason, and of the other, they let them go. بدیشان گفت: «پس به چه چیز تعمید یافتید؟» گفتند: «به تعمید یحیی.» bible_en_fa And the brethren immediately sent away Paul and Silas by night unto Berea: who coming thither went into the synagogue of the Jews. پولس گفت: «یحیی البته تعمید توبه می‌داد و به قوم می‌گفت به آن کسی‌که بعد از من می‌آید ایمان بیاورید یعنی به مسیح عیسی.» bible_en_fa These were more noble than those in Thessalonica, in that they received the word with all readiness of mind, and searched the scriptures daily, whether those things were so. چون این راشنیدند به نام خداوند عیسی تعمید گرفتند، bible_en_fa Therefore many of them believed; also of honourable women which were Greeks, and of men, not a few. وچون پولس دست بر ایشان نهاد، روح‌القدس برایشان نازل شد و به زبانها متکلم گشته، نبوت کردند. bible_en_fa But when the Jews of Thessalonica had knowledge that the word of God was preached of Paul at Berea, they came thither also, and stirred up the people. و جمله آن مردمان تخمین دوازده نفربودند. bible_en_fa And then immediately the brethren sent away Paul to go as it were to the sea: but Silas and Timotheus abode there still. پس به کنیسه درآمده، مدت سه ماه به دلیری سخن می‌راند و در امور ملکوت خدا مباحثه می‌نمود و برهان قاطع می‌آورد. bible_en_fa And they that conducted Paul brought him unto Athens: and receiving a commandment unto Silas and Timotheus for to come to him with all speed, they departed. اما چون بعضی سخت دل گشته، ایمان نیاوردند و پیش روی خلق، طریقت را بد می‌گفتند، از ایشان کناره گزیده، شاگردان را جدا ساخت و هر روزه درمدرسه شخصی طیرانس نام مباحثه می‌نمود. bible_en_fa Now while Paul waited for them at Athens, his spirit was stirred in him, when he saw the city wholly given to idolatry. و بدینطور دو سال گذشت بقسمی که تمامی اهل آسیا چه یهود و چه یونانی کلام خداوندعیسی را شنیدند. bible_en_fa Therefore disputed he in the synagogue with the Jews, and with the devout persons, and in the market daily with them that met with him. و خداوند از دست پولس معجزات غیرمعتاد به ظهور می‌رسانید، bible_en_fa Then certain philosophers of the Epicureans, and of the Stoicks, encountered him. And some said, What will this babbler say? other some, He seemeth to be a setter forth of strange gods: because he preached unto them Jesus, and the resurrection. بطوری که از بدن او دستمالها و فوطه‌ها برده، بر مریضان می‌گذاردند و امراض از ایشان زایل می شد و ارواح پلید از ایشان اخراج می‌شدند. bible_en_fa And they took him, and brought him unto Areopagus, saying, May we know what this new doctrine, whereof thou speakest, is? لیکن تنی چند از یهودیان سیاح عزیمه خوان بر آنانی که ارواح پلید داشتند، نام خداوند عیسی را خواندن گرفتند و می‌گفتند: «شما را به آن عیسی که پولس به او موعظه می‌کندقسم می‌دهیم!» bible_en_fa For thou bringest certain strange things to our ears: we would know therefore what these things mean. و هفت نفر پسران اسکیوارئیس کهنه یهود این کار می‌کردند. bible_en_fa (For all the Athenians and strangers which were there spent their time in nothing else, but either to tell, or to hear some new thing.) اما روح خبیث در جواب ایشان گفت: «عیسی رامی شناسم و پولس را می‌دانم. لیکن شماکیستید؟» bible_en_fa Then Paul stood in the midst of Mars' hill, and said, Ye men of Athens, I perceive that in all things ye are too superstitious. و آن مرد که روح پلید داشت برایشان جست و بر ایشان زورآور شده، غلبه یافت بحدی که از آن خانه عریان و مجروح فرار کردند. bible_en_fa For as I passed by, and beheld your devotions, I found an altar with this inscription, TO THE UNKNOWN GOD. Whom therefore ye ignorantly worship, him declare I unto you. چون این واقعه بر جمیع یهودیان و یونانیان ساکن افسس مشهور گردید، خوف بر همه ایشان طاری گشته، نام خداوند عیسی را مکرم می‌داشتند. bible_en_fa God that made the world and all things therein, seeing that he is Lord of heaven and earth, dwelleth not in temples made with hands; و بسیاری از آنانی که ایمان آورده بودند آمدند و به اعمال خود اعتراف کرده، آنها رافاش می‌نمودند. bible_en_fa Neither is worshipped with men's hands, as though he needed any thing, seeing he giveth to all life, and breath, and all things; و جمعی از شعبده بازان کتب خویش را آورده، در حضور خلق سوزانیدند وچون قیمت آنها را حساب کردند، پنجاه هزاردرهم بود bible_en_fa And hath made of one blood all nations of men for to dwell on all the face of the earth, and hath determined the times before appointed, and the bounds of their habitation; بدینطور کلام خداوند ترقی کرده قوت می‌گرفت. bible_en_fa That they should seek the Lord, if haply they might feel after him, and find him, though he be not far from every one of us: و بعد از تمام شدن این مقدمات، پولس درروح عزیمت کرد که از مکادونیه و اخائیه گذشته، به اورشلیم برود و گفت: «بعد از رفتنم به آنجا روم را نیز باید دید.» bible_en_fa For in him we live, and move, and have our being; as certain also of your own poets have said, For we are also his offspring. پس دو نفر از ملازمان خودیعنی تیموتاوس و ارسطوس را به مکادونیه روانه کرد و خود در آسیا چندی توقف نمود. bible_en_fa Forasmuch then as we are the offspring of God, we ought not to think that the Godhead is like unto gold, or silver, or stone, graven by art and man's device. در آن زمان هنگامه‌ای عظیم درباره طریقت بر پا شد. bible_en_fa And the times of this ignorance God winked at; but now commandeth all men every where to repent: زیرا شخصی دیمیتریوس نام زرگر که تصاویربتکده ارطامیس از نقره می‌ساخت و بجهت صنعتگران نفع خطیر پیدا می‌نمود، ایشان را و دیگرانی که در چنین پیشه اشتغال می‌داشتند، bible_en_fa Because he hath appointed a day, in the which he will judge the world in righteousness by that man whom he hath ordained; whereof he hath given assurance unto all men, in that he hath raised him from the dead. فراهم آورده، گفت: «ای مردمان شما آگاه هستید که از این شغل، فراخی رزق ما است. bible_en_fa And when they heard of the resurrection of the dead, some mocked: and others said, We will hear thee again of this matter. ودیده و شنیده‌اید که نه‌تنها در افسس، بلکه تقریب در تمام آسیا این پولس خلق بسیاری را اغوانموده، منحرف ساخته است و می‌گوید اینهایی که به‌دستها ساخته می‌شوند، خدایان نیستند. bible_en_fa So Paul departed from among them. پس خطر است که نه فقط کسب ما از میان رودبلکه این هیکل خدای عظیم ارطامیس نیز حقیرشمرده شود و عظمت وی که تمام آسیا و ربع مسکون او را می‌پرستند برطرف شود.» bible_en_fa Howbeit certain men clave unto him, and believed: among the which was Dionysius the Areopagite, and a woman named Damaris, and others with them. چون این را شنیدند، از خشم پر گشته، فریاد کرده، می‌گفتند که «بزرگ است ارطامیس افسسیان.» bible_en_fa After these things Paul departed from Athens, and came to Corinth; و تمامی شهر به شورش آمده، همه متفق به تماشاخانه تاختند و غایوس و ارسترخس را که از اهل مکادونیه و همراهان پولس بودند با خودمی کشیدند. bible_en_fa And found a certain Jew named Aquila, born in Pontus, lately come from Italy, with his wife Priscilla; (because that Claudius had commanded all Jews to depart from Rome:) and came unto them. اما چون پولس اراده نمود که به میان مردم درآید، شاگردان او را نگذاشتند. bible_en_fa And because he was of the same craft, he abode with them, and wrought: for by their occupation they were tentmakers. وبعضی از روسای آسیا که او را دوست می‌داشتند، نزد او فرستاده، خواهش نمودند که خود را به تماشاخانه نسپارد. bible_en_fa And he reasoned in the synagogue every sabbath, and persuaded the Jews and the Greeks. و هر یکی صدایی علیحده می‌کردند زیرا که جماعت آشفته بود و اکثرنمی دانستند که برای چه جمع شده‌اند. bible_en_fa And when Silas and Timotheus were come from Macedonia, Paul was pressed in the spirit, and testified to the Jews that Jesus was Christ. پس اسکندر را از میان خلق کشیدند که یهودیان او راپیش انداختند و اسکندر به‌دست خود اشاره کرده، خواست برای خود پیش مردم حجت بیاورد. bible_en_fa And when they opposed themselves, and blasphemed, he shook his raiment, and said unto them, Your blood be upon your own heads; I am clean: from henceforth I will go unto the Gentiles. لیکن چون دانستند که یهودی است همه به یک آواز قریب به دو ساعت ندا می‌کردندکه «بزرگ است ارطامیس افسسیان.» bible_en_fa And he departed thence, and entered into a certain man's house, named Justus, one that worshipped God, whose house joined hard to the synagogue. پس از آن مستوفی شهر خلق را ساکت گردانیده، گفت: «ای مردان افسسی، کیست که نمی داند که شهر افسسیان ارطامیس خدای عظیم و آن صنمی را که از مشتری نازل شد پرستش می‌کند؟ bible_en_fa And Crispus, the chief ruler of the synagogue, believed on the Lord with all his house; and many of the Corinthians hearing believed, and were baptized. پس چون این امور را نتوان انکار کرد، شما می‌باید آرام باشید و هیچ کاری به تعجیل نکنید. bible_en_fa Then spake the Lord to Paul in the night by a vision, Be not afraid, but speak, and hold not thy peace: زیرا که این اشخاص را آوردید که نه تاراج کنندگان هیکل‌اند و نه به خدای شما بدگفته‌اند. bible_en_fa For I am with thee, and no man shall set on thee to hurt thee: for I have much people in this city. پس هر گاه دیمیتریوس و همکاران وی ادعایی بر کسی دارند، ایام قضا مقرر است وداوران معین هستند. با همدیگر مرافعه باید کرد. bible_en_fa And he continued there a year and six months, teaching the word of God among them. و اگر در امری دیگر طالب چیزی باشید، درمحکمه شرعی فیصل خواهد پذیرفت. bible_en_fa And when Gallio was the deputy of Achaia, the Jews made insurrection with one accord against Paul, and brought him to the judgment seat, زیرادر خطریم که در خصوص فتنه امروز از مابازخواست شود چونکه هیچ علتی نیست که درباره آن عذری برای این ازدحام توانیم آورد.»این را گفته، جماعت را متفرق ساخت. bible_en_fa Saying, This fellow persuadeth men to worship God contrary to the law. این را گفته، جماعت را متفرق ساخت. bible_en_fa And when Paul was now about to open his mouth, Gallio said unto the Jews, If it were a matter of wrong or wicked lewdness, O ye Jews, reason would that I should bear with you: و بعد از تمام شدن این هنگامه، پولس شاگردان را طلبیده، ایشان را وداع نمودو به سمت مکادونیه روانه شد. bible_en_fa But if it be a question of words and names, and of your law, look ye to it; for I will be no judge of such matters. و در آن نواحی سیر کرده، اهل آنجا را نصیحت بسیار نمود و به یونانستان آمد. bible_en_fa And he drave them from the judgment seat. و سه ماه توقف نمود و چون عزم سفر سوریه کرد و یهودیان در کمین وی بودند، اراده نمود که از راه مکادونیه مراجعت کند. bible_en_fa Then all the Greeks took Sosthenes, the chief ruler of the synagogue, and beat him before the judgment seat. And Gallio cared for none of those things. و سوپاترس از اهل بیریه و ارسترخس وسکندس از اهل تسالونیکی و غایوس از دربه وتیموتاوس و از مردم آسیا تیخیکس و تروفیمس تا به آسیا همراه او رفتند. bible_en_fa And Paul after this tarried there yet a good while, and then took his leave of the brethren, and sailed thence into Syria, and with him Priscilla and Aquila; having shorn his head in Cenchrea: for he had a vow. و ایشان پیش رفته، درترواس منتظر ما شدند. bible_en_fa And he came to Ephesus, and left them there: but he himself entered into the synagogue, and reasoned with the Jews. و اما ما بعد از ایام فطیراز فیلپی به کشتی سوار شدیم و بعد از پنج روز به ترواس نزد ایشان رسیده، در آنجا هفت روزماندیم. bible_en_fa When they desired him to tarry longer time with them, he consented not; و در اول هفته چون شاگردان بجهت شکستن نان جمع شدند و پولس در فردای آن روز عازم سفر بود، برای ایشان موعظه می‌کرد و سخن او تانصف شب طول کشید. bible_en_fa But bade them farewell, saying, I must by all means keep this feast that cometh in Jerusalem: but I will return again unto you, if God will. And he sailed from Ephesus. و در بالاخانه‌ای که جمع بودیم چراغ بسیار بود. bible_en_fa And when he had landed at Caesarea, and gone up, and saluted the church, he went down to Antioch. ناگاه جوانی که افتیخس نام داشت، نزد دریچه نشسته بود که خواب سنگین او را درربود و چون پولس کلام راطول می‌داد، خواب بر او مستولی گشته، از طبقه سوم به زیر افتاد و او را مرده برداشتند. bible_en_fa And after he had spent some time there, he departed, and went over all the country of Galatia and Phrygia in order, strengthening all the disciples. آنگاه پولس به زیر آمده، بر او افتاد و وی را در آغوش کشیده، گفت: «مضطرب مباشید زیرا که جان اودر اوست.» bible_en_fa And a certain Jew named Apollos, born at Alexandria, an eloquent man, and mighty in the scriptures, came to Ephesus. پس بالا رفته و نان را شکسته، خورد و تا طلوع فجر گفتگوی بسیار کرده، همچنین روانه شد. bible_en_fa This man was instructed in the way of the Lord; and being fervent in the spirit, he spake and taught diligently the things of the Lord, knowing only the baptism of John. و آن جوان را زنده بردند وتسلی عظیم پذیرفتند. bible_en_fa And he began to speak boldly in the synagogue: whom when Aquila and Priscilla had heard, they took him unto them, and expounded unto him the way of God more perfectly. اما ما به کشتی سوار شده، به اسوس پیش رفتیم که از آنجا می‌بایست پولس را برداریم که بدینطور قرار داد زیرا خواست تا آنجا پیاده رود. bible_en_fa And when he was disposed to pass into Achaia, the brethren wrote, exhorting the disciples to receive him: who, when he was come, helped them much which had believed through grace: پس چون در اسوس او را ملاقات کردیم، او رابرداشته، به متیلینی آمدیم. bible_en_fa For he mightily convinced the Jews, and that publickly, shewing by the scriptures that Jesus was Christ. و از آنجا به دریاکوچ کرده، روز دیگر به مقابل خیوس رسیدیم وروز سوم به ساموس وارد شدیم و در تروجیلیون توقف نموده، روز دیگر وارد میلیتس شدیم. bible_en_fa And it came to pass, that, while Apollos was at Corinth, Paul having passed through the upper coasts came to Ephesus: and finding certain disciples, زیرا که پولس عزیمت داشت که از محاذی افسس بگذرد، مبادا او را در آسیا درنگی پیداشود، چونکه تعجیل می‌کرد که اگر ممکن شود تاروز پنطیکاست به اورشلیم برسد. bible_en_fa He said unto them, Have ye received the Holy Ghost since ye believed? And they said unto him, We have not so much as heard whether there be any Holy Ghost. پس از میلیتس به افسس فرستاده، کشیشان کلیسا را طلبید. bible_en_fa And he said unto them, Unto what then were ye baptized? And they said, Unto John's baptism. و چون به نزدش حاضر شدند، ایشان را گفت: «بر شما معلوم است که از روز اول که وارد آسیا شدم، چطور هر وقت با شما بسرمی بردم؛ bible_en_fa Then said Paul, John verily baptized with the baptism of repentance, saying unto the people, that they should believe on him which should come after him, that is, on Christ Jesus. که با کمال فروتنی و اشکهای بسیار وامتحانهایی که از مکاید یهود بر من عارض می‌شد، به خدمت خداوند مشغول می‌بودم. bible_en_fa When they heard this, they were baptized in the name of the Lord Jesus. وچگونه چیزی را از آنچه برای شما مفید باشد، دریغ نداشتم بلکه آشکارا و خانه به خانه شما رااخبار و تعلیم می‌نمودم. bible_en_fa And when Paul had laid his hands upon them, the Holy Ghost came on them; and they spake with tongues, and prophesied. و به یهودیان ویونانیان نیز از توبه به سوی خدا و ایمان به خداوند ما عیسی مسیح شهادت می‌دادم. bible_en_fa And all the men were about twelve. واینک الان در روح بسته شده، به اورشلیم می‌روم و از آنچه در آنجا بر من واقع خواهد شد، اطلاعی ندارم. bible_en_fa And he went into the synagogue, and spake boldly for the space of three months, disputing and persuading the things concerning the kingdom of God. جز اینکه روح‌القدس در هر شهرشهادت داده، می‌گوید که بندها و زحمات برایم مهیا است. bible_en_fa But when divers were hardened, and believed not, but spake evil of that way before the multitude, he departed from them, and separated the disciples, disputing daily in the school of one Tyrannus. لیکن این چیزها را به هیچ می‌شمارم، بلکه جان خود را عزیز نمی دارم تادور خود را به خوشی به انجام رسانم و آن خدمتی را که از خداوند عیسی یافته‌ام که به بشارت فیض خدا شهادت دهم. bible_en_fa And this continued by the space of two years; so that all they which dwelt in Asia heard the word of the Lord Jesus, both Jews and Greeks. و الحال این رامی دانم که جمیع شما که در میان شما گشته و به ملکوت خدا موعظه کرده‌ام، دیگر روی مرانخواهید دید. bible_en_fa And God wrought special miracles by the hands of Paul: پس امروز از شما گواهی می‌طلبم که من از خون همه بری هستم، bible_en_fa So that from his body were brought unto the sick handkerchiefs or aprons, and the diseases departed from them, and the evil spirits went out of them. زیراکه از اعلام نمودن شما به تمامی اراده خداکوتاهی نکردم. bible_en_fa Then certain of the vagabond Jews, exorcists, took upon them to call over them which had evil spirits the name of the Lord Jesus, saying, We adjure you by Jesus whom Paul preacheth. پس نگاه دارید خویشتن وتمامی آن گله را که روح‌القدس شما را بر آن اسقف مقرر فرمود تا کلیسای خدا را رعایت کنیدکه آن را به خون خود خریده است. bible_en_fa And there were seven sons of one Sceva, a Jew, and chief of the priests, which did so. زیرا من می‌دانم که بعد از رحلت من، گرگان درنده به میان شما درخواهند آمد که بر گله ترحم نخواهند نمود، bible_en_fa And the evil spirit answered and said, Jesus I know, and Paul I know; but who are ye? و از میان خود شما مردمانی خواهندبرخاست که سخنان کج خواهند گفت تا شاگردان را در عقب خود بکشند. bible_en_fa And the man in whom the evil spirit was leaped on them, and overcame them, and prevailed against them, so that they fled out of that house naked and wounded. لهذا بیدار باشید و به یاد آورید که مدت سه سال شبانه‌روز از تنبیه نمودن هر یکی از شما با اشکها باز نایستادم. bible_en_fa And this was known to all the Jews and Greeks also dwelling at Ephesus; and fear fell on them all, and the name of the Lord Jesus was magnified. والحال‌ای برادران شما را به خدا و به کلام فیض اومی سپارم که قادر است شما را بنا کند و در میان جمیع مقدسین شما را میراث بخشد. bible_en_fa And many that believed came, and confessed, and shewed their deeds. نقره یاطلا یا لباس کسی را طمع نورزیدم، bible_en_fa Many of them also which used curious arts brought their books together, and burned them before all men: and they counted the price of them, and found it fifty thousand pieces of silver. بلکه خودمی دانید که همین دستها در رفع احتیاج خود ورفقایم خدمت می‌کرد. bible_en_fa So mightily grew the word of God and prevailed. این همه را به شمانمودم که می‌باید چنین مشقت کشیده، ضعفا رادستگیری نمایید و کلام خداوند عیسی را به‌خاطر دارید که او گفت دادن از گرفتن فرخنده‌تراست.» bible_en_fa After these things were ended, Paul purposed in the spirit, when he had passed through Macedonia and Achaia, to go to Jerusalem, saying, After I have been there, I must also see Rome. این بگفت و زانو زده، با همگی ایشان دعاکرد. bible_en_fa So he sent into Macedonia two of them that ministered unto him, Timotheus and Erastus; but he himself stayed in Asia for a season. و همه گریه بسیار کردند و بر گردن پولس آویخته، او را می‌بوسیدند.و بسیار متالم شدندخصوص بجهت آن سخنی که گفت: «بعد از این‌روی مرا نخواهید دید.» پس او را تا به کشتی مشایعت نمودند. bible_en_fa And the same time there arose no small stir about that way. و بسیار متالم شدندخصوص بجهت آن سخنی که گفت: «بعد از این‌روی مرا نخواهید دید.» پس او را تا به کشتی مشایعت نمودند. bible_en_fa For a certain man named Demetrius, a silversmith, which made silver shrines for Diana, brought no small gain unto the craftsmen; و چون از ایشان هجرت نمودیم، سفردریا کردیم و به راه راست به کوس آمدیم و روز دیگر به رودس و از آنجا به پاترا. bible_en_fa Whom he called together with the workmen of like occupation, and said, Sirs, ye know that by this craft we have our wealth. وچون کشتی‌ای یافتیم که عازم فینیقیه بود، بر آن سوار شده، کوچ کردیم. bible_en_fa Moreover ye see and hear, that not alone at Ephesus, but almost throughout all Asia, this Paul hath persuaded and turned away much people, saying that they be no gods, which are made with hands: و قپرس را به نظرآورده، آن را به طرف چپ رها کرده، به سوی سوریه رفتیم و در صور فرود آمدیم زیرا که در آنجا می‌بایست بار کشتی را فرود آورند. bible_en_fa So that not only this our craft is in danger to be set at nought; but also that the temple of the great goddess Diana should be despised, and her magnificence should be destroyed, whom all Asia and the world worshippeth. پس شاگردی چند پیدا کرده، هفت روز در آنجاماندیم و ایشان به الهام روح به پولس گفتند که به اورشلیم نرود. bible_en_fa And when they heard these sayings, they were full of wrath, and cried out, saying, Great is Diana of the Ephesians. و چون آن روزها را بسر بردیم، روانه گشتیم و همه با زنان و اطفال تا بیرون شهر مارا مشایعت نمودند و به کناره دریا زانو زده، دعاکردیم. bible_en_fa And the whole city was filled with confusion: and having caught Gaius and Aristarchus, men of Macedonia, Paul's companions in travel, they rushed with one accord into the theatre. پس یکدیگر را وداع کرده، به کشتی سوار شدیم و ایشان به خانه های خود برگشتند. bible_en_fa And when Paul would have entered in unto the people, the disciples suffered him not. و ما سفر دریا را به انجام رسانیده، از صور به پتولامیس رسیدیم و برادران را سلام کرده، باایشان یک روز ماندیم. bible_en_fa And certain of the chief of Asia, which were his friends, sent unto him, desiring him that he would not adventure himself into the theatre. در فردای آن روز، ازآنجا روانه شده، به قیصریه آمدیم و به خانه فیلپس مبشر که یکی از آن هفت بود درآمده، نزداو ماندیم. bible_en_fa Some therefore cried one thing, and some another: for the assembly was confused; and the more part knew not wherefore they were come together. و او را چهار دختر باکره بود که نبوت می‌کردند. bible_en_fa And they drew Alexander out of the multitude, the Jews putting him forward. And Alexander beckoned with the hand, and would have made his defence unto the people. و چون روز چند در آنجا ماندیم، نبی‌ای آغابوس نام از یهودیه رسید، bible_en_fa But when they knew that he was a Jew, all with one voice about the space of two hours cried out, Great is Diana of the Ephesians. و نزد ما آمده، کمربند پولس را گرفته و دستها و پایهای خود رابسته، گفت: «روح‌القدس می‌گوید که یهودیان دراورشلیم صاحب این کمربند را به همینطور بسته، او را به‌دستهای امت‌ها خواهند سپرد.» bible_en_fa And when the townclerk had appeased the people, he said, Ye men of Ephesus, what man is there that knoweth not how that the city of the Ephesians is a worshipper of the great goddess Diana, and of the image which fell down from Jupiter? پس چون این را شنیدیم، ما و اهل آنجا التماس نمودیم که به اورشلیم نرود. bible_en_fa Seeing then that these things cannot be spoken against, ye ought to be quiet, and to do nothing rashly. پولس جواب داد: «چه می‌کنید که گریان شده، دل مرا می‌شکنیدزیرا من مستعدم که نه فقط قید شوم بلکه تا دراورشلیم بمیرم به‌خاطر نام خداوند عیسی.» bible_en_fa For ye have brought hither these men, which are neither robbers of churches, nor yet blasphemers of your goddess. چون او نشنید خاموش شده، گفتیم: «آنچه اراده خداوند است بشود.» bible_en_fa Wherefore if Demetrius, and the craftsmen which are with him, have a matter against any man, the law is open, and there are deputies: let them implead one another. و بعد از آن ایام تدارک سفر دیده، متوجه اورشلیم شدیم. bible_en_fa But if ye inquire any thing concerning other matters, it shall be determined in a lawful assembly. و تنی چند از شاگردان قیصریه همراه آمده، ما را نزد شخصی مناسون نام که از اهل قپرس و شاگرد قدیمی بود، آوردند تانزد او منزل نماییم. bible_en_fa For we are in danger to be called in question for this day's uproar, there being no cause whereby we may give an account of this concourse. و چون وارد اورشلیم گشتیم، برادران ما رابه خشنودی پذیرفتند. bible_en_fa And when he had thus spoken, he dismissed the assembly. و در روز دیگر، پولس ما را برداشته، نزد یعقوب رفت و همه کشیشان حاضر شدند. bible_en_fa And after the uproar was ceased, Paul called unto him the disciples, and embraced them, and departed for to go into Macedonia. پس ایشان را سلام کرده، آنچه خدا بوسیله خدمت او در میان امت‌ها به عمل آورده بود، مفصلا گفت. bible_en_fa And when he had gone over those parts, and had given them much exhortation, he came into Greece, ایشان چون این راشنیدند، خدا را تمجید نموده، به وی گفتند: «ای برادر، آگاه هستی که چند هزارها از یهودیان ایمان آورده‌اند و جمیع در شریعت غیورند: bible_en_fa And there abode three months. And when the Jews laid wait for him, as he was about to sail into Syria, he purposed to return through Macedonia. ودرباره تو شنیده‌اند که همه یهودیان را که در میان امت‌ها می‌باشند، تعلیم می‌دهی که از موسی انحراف نمایند و می‌گویی نباید اولاد خود رامختون ساخت و به سنن رفتار نمود. bible_en_fa And there accompanied him into Asia Sopater of Berea; and of the Thessalonians, Aristarchus and Secundus; and Gaius of Derbe, and Timotheus; and of Asia, Tychicus and Trophimus. پس چه باید کرد؟ البته جماعت جمع خواهند شد زیراخواهند شنید که تو آمده‌ای. bible_en_fa These going before tarried for us at Troas. پس آنچه به توگوییم به عمل آور: چهار مرد نزد ما هستند که برایشان نذری هست. bible_en_fa And we sailed away from Philippi after the days of unleavened bread, and came unto them to Troas in five days; where we abode seven days. پس ایشان را برداشته، خود را با ایشان تطهیر نما و خرج ایشان را بده که سر خود را بتراشند تا همه بدانند که آنچه درباره تو شنیده‌اند اصلی ندارد بلکه خود نیز درمحافظت شریعت سلوک می‌نمایی. bible_en_fa And upon the first day of the week, when the disciples came together to break bread, Paul preached unto them, ready to depart on the morrow; and continued his speech until midnight. لیکن درباره آنانی که از امت‌ها ایمان آورده‌اند، مافرستادیم و حکم کردیم که از قربانی های بت وخون و حیوانات خفه شده و زنا پرهیز نمایند. bible_en_fa And there were many lights in the upper chamber, where they were gathered together. پس پولس آن اشخاص را برداشته، روز دیگر با ایشان طهارت کرده، به هیکل درآمد و از تکمیل ایام طهارت اطلاع داد تا هدیه‌ای برای هر یک ازایشان بگذرانند. bible_en_fa And there sat in a window a certain young man named Eutychus, being fallen into a deep sleep: and as Paul was long preaching, he sunk down with sleep, and fell down from the third loft, and was taken up dead. و چون هفت روز نزدیک به انجام رسید، یهودی‌ای چند از آسیا او را در هیکل دیده، تمامی قوم را به شورش آوردند و دست بر اوانداخته، bible_en_fa And Paul went down, and fell on him, and embracing him said, Trouble not yourselves; for his life is in him. فریاد برآوردند که «ای مردان اسرائیلی، امداد کنید! این است آن کس که برخلاف امت و شریعت و این مکان در هر جاهمه را تعلیم می‌دهد. بلکه یونانی‌ای چند را نیز به هیکل درآورده، این مکان مقدس را ملوث نموده است.» bible_en_fa When he therefore was come up again, and had broken bread, and eaten, and talked a long while, even till break of day, so he departed. زیرا قبل از آن تروفیمس افسسی را باوی در شهر دیده بودند و مظنه داشتند که پولس او را به هیکل آورده بود. bible_en_fa And they brought the young man alive, and were not a little comforted. پس تمامی شهر به حرکت آمد و خلق ازدحام کرده، پولس را گرفتند و از هیکل بیرون کشیدند و فی الفور درها را بستند. bible_en_fa And we went before to ship, and sailed unto Assos, there intending to take in Paul: for so had he appointed, minding himself to go afoot. و چون قصدقتل او می‌کردند، خبر به مین باشی سپاه رسید که «تمامی اورشلیم به شورش آمده است.» bible_en_fa And when he met with us at Assos, we took him in, and came to Mitylene. اوبی درنگ سپاه و یوزباشی‌ها را برداشته، بر سرایشان تاخت. پس ایشان به مجرد دیدن مین باشی و سپاهیان، از زدن پولس دست برداشتند. bible_en_fa And we sailed thence, and came the next day over against Chios; and the next day we arrived at Samos, and tarried at Trogyllium; and the next day we came to Miletus. چون مین باشی رسید، او را گرفته، فرمان داد تا او را بدو زنجیر ببندند و پرسید که «این کیست و چه کرده است؟» bible_en_fa For Paul had determined to sail by Ephesus, because he would not spend the time in Asia: for he hasted, if it were possible for him, to be at Jerusalem the day of Pentecost. اما بعضی از آن گروه به سخنی و بعضی به سخنی دیگر صدا می‌کردند. و چون او به‌سبب شورش، حقیقت امر رانتوانست فهمید، فرمود تا او را به قلعه بیاورند. bible_en_fa And from Miletus he sent to Ephesus, and called the elders of the church. و چون به زینه رسید، اتفاق افتاد که لشکریان به‌سبب ازدحام مردم او را برگرفتند، bible_en_fa And when they were come to him, he said unto them, Ye know, from the first day that I came into Asia, after what manner I have been with you at all seasons, زیرا گروهی کثیر از خلق از عقب او افتاده، صدا می‌زدند که «اورا هلاک کن!» bible_en_fa Serving the Lord with all humility of mind, and with many tears, and temptations, which befell me by the lying in wait of the Jews: چون نزدیک شد که پولس را به قلعه درآورند، او به مین باشی گفت: آیا اجازت است که به تو چیزی گویم؟ گفت: «آیا زبان یونانی رامی دانی؟ bible_en_fa And how I kept back nothing that was profitable unto you, but have shewed you, and have taught you publickly, and from house to house, مگر تو آن مصری نیستی که چندی پیش از این فتنه برانگیخته، چهار هزار مرد قتال رابه بیابان برد؟» bible_en_fa Testifying both to the Jews, and also to the Greeks, repentance toward God, and faith toward our Lord Jesus Christ. پولس گفت: «من مرد یهودی هستم از طرسوس قیلیقیه، شهری که بی‌نام ونشان نیست و خواهش آن دارم که مرا اذن فرمایی تا به مردم سخن گویم.»چون اذن یافت، بر زینه ایستاده، به‌دست خود به مردم اشاره کرد؛ و چون آرامی کامل پیدا شد، ایشان را به زبان عبرانی مخاطب ساخته، گفت. bible_en_fa And now, behold, I go bound in the spirit unto Jerusalem, not knowing the things that shall befall me there: چون اذن یافت، بر زینه ایستاده، به‌دست خود به مردم اشاره کرد؛ و چون آرامی کامل پیدا شد، ایشان را به زبان عبرانی مخاطب ساخته، گفت. bible_en_fa Save that the Holy Ghost witnesseth in every city, saying that bonds and afflictions abide me. «ای برادران عزیز و پدران، حجتی را که الان پیش شما می‌آورم بشنوید.» bible_en_fa But none of these things move me, neither count I my life dear unto myself, so that I might finish my course with joy, and the ministry, which I have received of the Lord Jesus, to testify the gospel of the grace of God. چون شنیدند که به زبان عبرانی با ایشان تکلم می‌کند، بیشتر خاموش شدند. پس گفت: bible_en_fa And now, behold, I know that ye all, among whom I have gone preaching the kingdom of God, shall see my face no more. «من مرد یهودی هستم، متولد طرسوس قیلیقیه، اما تربیت یافته بودم در این شهر درخدمت غمالائیل و در دقایق شریعت اجدادمتعلم شده، درباره خدا غیور می‌بودم، چنانکه همگی شما امروز می‌باشید. bible_en_fa Wherefore I take you to record this day, that I am pure from the blood of all men. و این طریقت را تابه قتل مزاحم می‌بودم به نوعی که مردان و زنان رابند نهاده، به زندان می‌انداختم، bible_en_fa For I have not shunned to declare unto you all the counsel of God. چنانکه رئیس کهنه و تمام اهل شورا به من شهادت می‌دهند که از ایشان نامه‌ها برای برادران گرفته، عازم دمشق شدم تا آنانی را نیز که در آنجا باشند قید کرده، به اورشلیم آورم تا سزا یابند. bible_en_fa Take heed therefore unto yourselves, and to all the flock, over the which the Holy Ghost hath made you overseers, to feed the church of God, which he hath purchased with his own blood. و در اثنای راه، چون نزدیک به دمشق رسیدم، قریب به ظهر ناگاه نوری عظیم از آسمان گرد من درخشید. bible_en_fa For I know this, that after my departing shall grievous wolves enter in among you, not sparing the flock. پس بر زمین افتاده، هاتفی را شنیدم که به من می‌گوید: "ای شاول، ای شاول، چرا بر من جفا می‌کنی؟" bible_en_fa Also of your own selves shall men arise, speaking perverse things, to draw away disciples after them. من جواب دادم: "خداوندا تو کیستی؟" او مرا گفت: "من آن عیسی ناصری هستم که تو بر وی جفامی کنی." bible_en_fa Therefore watch, and remember, that by the space of three years I ceased not to warn every one night and day with tears. و همراهان من نور را دیده، ترسان گشتند ولی آواز آن کس را که با من سخن گفت نشنیدند. bible_en_fa And now, brethren, I commend you to God, and to the word of his grace, which is able to build you up, and to give you an inheritance among all them which are sanctified. گفتم: "خداوندا چه کنم؟" خداوندمرا گفت: "برخاسته، به دمشق برو که در آنجا تو رامطلع خواهند ساخت از آنچه برایت مقرر است که بکنی." bible_en_fa I have coveted no man's silver, or gold, or apparel. پس چون از سطوت آن نور نابیناگشتم، رفقایم دست مرا گرفته، به دمشق رسانیدند. bible_en_fa Yea, ye yourselves know, that these hands have ministered unto my necessities, and to them that were with me. آنگاه شخصی متقی بحسب شریعت، حنانیا نام که نزد همه یهودیان ساکن آنجا نیکنام بود، bible_en_fa I have shewed you all things, how that so labouring ye ought to support the weak, and to remember the words of the Lord Jesus, how he said, It is more blessed to give than to receive. به نزد من آمده و ایستاده، به من گفت: "ای برادر شاول، بینا شو" که در همان ساعت بر وی نگریستم. bible_en_fa And when he had thus spoken, he kneeled down, and prayed with them all. او گفت: "خدای پدران ما تو را برگزید تا اراده او را بدانی و آن عادل را ببینی و از زبانش سخنی بشنوی. bible_en_fa And they all wept sore, and fell on Paul's neck, and kissed him, زیرااز آنچه دیده و شنیده‌ای نزد جمیع مردم شاهد براو خواهی شد. bible_en_fa Sorrowing most of all for the words which he spake, that they should see his face no more. And they accompanied him unto the ship. و حال چرا تاخیر می‌نمایی؟ برخیز و تعمید بگیر و نام خداوند را خوانده، خود را از گناهانت غسل ده." bible_en_fa And it came to pass, that after we were gotten from them, and had launched, we came with a straight course unto Coos, and the day following unto Rhodes, and from thence unto Patara: و چون به اورشلیم برگشته، در هیکل دعا می‌کردم، بیخودشدم. bible_en_fa And finding a ship sailing over unto Phenicia, we went aboard, and set forth. پس او را دیدم که به من می‌گوید: "بشتاب و از اورشلیم به زودی روانه شو زیرا که شهادت تو را در حق من نخواهند پذیرفت." bible_en_fa Now when we had discovered Cyprus, we left it on the left hand, and sailed into Syria, and landed at Tyre: for there the ship was to unlade her burden. من گفتم: "خداوندا، ایشان می‌دانند که من در هرکنیسه مومنین تو را حبس کرده، می‌زدم؛ bible_en_fa And finding disciples, we tarried there seven days: who said to Paul through the Spirit, that he should not go up to Jerusalem. وهنگامی که خون شهید تو استیفان را می‌ریختند، من نیز ایستاده، رضا بدان دادم و جامه های قاتلان او را نگاه می‌داشتم." bible_en_fa And when we had accomplished those days, we departed and went our way; and they all brought us on our way, with wives and children, till we were out of the city: and we kneeled down on the shore, and prayed. او به من گفت: "روانه شوزیرا که من تو را به سوی امت های بعیدمی فرستم.» bible_en_fa And when we had taken our leave one of another, we took ship; and they returned home again. پس تا این سخن بدو گوش گرفتند؛ آنگاه آواز خود را بلند کرده، گفتند: «چنین شخص را ازروی زمین بردار که زنده ماندن او جایز نیست!» bible_en_fa And when we had finished our course from Tyre, we came to Ptolemais, and saluted the brethren, and abode with them one day. و چون غوغا نموده و جامه های خود راافشانده، خاک به هوا می‌ریختند، bible_en_fa And the next day we that were of Paul's company departed, and came unto Caesarea: and we entered into the house of Philip the evangelist, which was one of the seven; and abode with him. مین باشی فرمان داد تا او را به قلعه درآوردند و فرمود که اورا به تازیانه امتحان کنند تا بفهمد که به چه سبب اینقدر بر او فریاد می‌کردند. bible_en_fa And the same man had four daughters, virgins, which did prophesy. و وقتی که او را به ریسمانها می‌بستند، پولس به یوزباشی‌ای که حاضر بود گفت: «آیا بر شما جایز است که مردی رومی را بی‌حجت هم تازیانه زنید؟» bible_en_fa And as we tarried there many days, there came down from Judaea a certain prophet, named Agabus. چون یوزباشی این را شنید، نزد مین باشی رفته، او راخبر داده، گفت: «چه می‌خواهی بکنی زیرا این شخص رومی است؟» bible_en_fa And when he was come unto us, he took Paul's girdle, and bound his own hands and feet, and said, Thus saith the Holy Ghost, So shall the Jews at Jerusalem bind the man that owneth this girdle, and shall deliver him into the hands of the Gentiles. پس مین باشی آمده، به وی گفت: «مرا بگو که تو رومی هستی؟» گفت: «بلی!» bible_en_fa And when we heard these things, both we, and they of that place, besought him not to go up to Jerusalem. مین باشی جواب داد: «من این حقوق رابه مبلغی خطیر تحصیل کردم!» پولس گفت: «امامن در آن مولود شدم.» bible_en_fa Then Paul answered, What mean ye to weep and to break mine heart? for I am ready not to be bound only, but also to die at Jerusalem for the name of the Lord Jesus. در ساعت آنانی که قصد تفتیش او داشتند، دست از او برداشتند ومین باشی ترسان گشت چون فهمید که رومی است از آن سبب که او را بسته بود.بامدادان چون خواست درست بفهمد که یهودیان به چه علت مدعی او می‌باشند، او را از زندان بیرون آورده، فرمود تا روسای کهنه و تمامی اهل شوراحاضر شوند و پولس را پایین آورده، در میان ایشان برپا داشت. bible_en_fa And when he would not be persuaded, we ceased, saying, The will of the Lord be done. بامدادان چون خواست درست بفهمد که یهودیان به چه علت مدعی او می‌باشند، او را از زندان بیرون آورده، فرمود تا روسای کهنه و تمامی اهل شوراحاضر شوند و پولس را پایین آورده، در میان ایشان برپا داشت. bible_en_fa And after those days we took up our carriages, and went up to Jerusalem. پس پولس به اهل شورا نیک نگریسته، گفت: «ای برادران، من تا امروز با کمال ضمیر صالح در خدمت خدا رفتار کرده‌ام.» bible_en_fa There went with us also certain of the disciples of Caesarea, and brought with them one Mnason of Cyprus, an old disciple, with whom we should lodge. آنگاه حنانیا، رئیس کهنه، حاضران را فرمودتا به دهانش زنند. bible_en_fa And when we were come to Jerusalem, the brethren received us gladly. پولس بدو گفت: «خدا تو راخواهد زد، ای دیوار سفیدشده! تو نشسته‌ای تامرا برحسب شریعت داوری کنی و به ضدشریعت حکم به زدنم می‌کنی؟» bible_en_fa And the day following Paul went in with us unto James; and all the elders were present. حاضران گفتند: «آیا رئیس کهنه خدا را دشنام می‌دهی؟» bible_en_fa And when he had saluted them, he declared particularly what things God had wrought among the Gentiles by his ministry. پولس گفت: «ای برادران، ندانستم که رئیس کهنه است، زیرا مکتوب است حاکم قوم خود رابد مگوی.» bible_en_fa And when they heard it, they glorified the Lord, and said unto him, Thou seest, brother, how many thousands of Jews there are which believe; and they are all zealous of the law: چون پولس فهمید که بعضی از صدوقیان وبعضی از فریسیانند، در مجلس ندا در‌داد که «ای برادران، من فریسی، پسر فریسی هستم و برای امید و قیامت مردگان از من بازپرس می‌شود.» bible_en_fa And they are informed of thee, that thou teachest all the Jews which are among the Gentiles to forsake Moses, saying that they ought not to circumcise their children, neither to walk after the customs. چون این را گفت، در میان فریسیان و صدوقیان منازعه برپا شد و جماعت دو فرقه شدند، bible_en_fa What is it therefore? the multitude must needs come together: for they will hear that thou art come. زیراکه صدوقیان منکر قیامت و ملائکه و ارواح هستند لیکن فریسیان قائل به هر دو. bible_en_fa Do therefore this that we say to thee: We have four men which have a vow on them; پس غوغای عظیم برپا شد و کاتبان از فرقه فریسیان برخاسته مخاصمه نموده، می‌گفتند که «در این شخص هیچ بدی نیافته‌ایم و اگر روحی یا فرشته‌ای با او سخن گفته باشد با خدا جنگ نبایدنمود.» bible_en_fa Them take, and purify thyself with them, and be at charges with them, that they may shave their heads: and all may know that those things, whereof they were informed concerning thee, are nothing; but that thou thyself also walkest orderly, and keepest the law. و چون منازعه زیادتر می‌شد، مین باشی ترسید که مبادا پولس را بدرند. پس فرمود تاسپاهیان پایین آمده، او را از میانشان برداشته، به قلعه درآوردند. bible_en_fa As touching the Gentiles which believe, we have written and concluded that they observe no such thing, save only that they keep themselves from things offered to idols, and from blood, and from strangled, and from fornication. و در شب همان روز خداوند نزد او آمده، گفت: «ای پولس خاطر جمع باش زیرا چنانکه دراورشلیم در حق من شهادت دادی، همچنین بایددر روم نیز شهادت دهی.» bible_en_fa Then Paul took the men, and the next day purifying himself with them entered into the temple, to signify the accomplishment of the days of purifcation, until that an offering should be offered for every one of them. و چون روز شد، یهودیان با یکدیگر عهدبسته، بر خویشتن لعن کردند که تا پولس رانکشند، نخورند و ننوشند. bible_en_fa And when the seven days were almost ended, the Jews which were of Asia, when they saw him in the temple, stirred up all the people, and laid hands on him, و آنانی که درباره این، همقسم شدند، زیاده از چهل نفر بودند. bible_en_fa Crying out, Men of Israel, help: This is the man, that teacheth all men every where against the people, and the law, and this place: and further brought Greeks also into the temple, and hath polluted this holy place. اینها نزد روسای کهنه و مشایخ رفته، گفتند: «بر خویشتن لعنت سخت کردیم که تا پولس رانکشیم چیزی نچشیم. bible_en_fa (For they had seen before with him in the city Trophimus an Ephesian, whom they supposed that Paul had brought into the temple.) پس الان شما با اهل شورا، مین باشی را اعلام کنید که او را نزد شمابیاورد که گویا اراده دارید در احوال او نیکوترتحقیق نمایید؛ و ما حاضر هستیم که قبل ازرسیدنش او را بکشیم.» bible_en_fa And all the city was moved, and the people ran together: and they took Paul, and drew him out of the temple: and forthwith the doors were shut. اما خواهرزاده پولس از کمین ایشان اطلاع یافته، رفت و به قلعه درآمده، پولس را آگاهانید. bible_en_fa And as they went about to kill him, tidings came unto the chief captain of the band, that all Jerusalem was in an uproar. پولس یکی ازیوزباشیان را طلبیده، گفت: «این جوان را نزدمین باشی ببر زیرا خبری دارد که به او بگوید.» bible_en_fa Who immediately took soldiers and centurions, and ran down unto them: and when they saw the chief captain and the soldiers, they left beating of Paul. پس او را برداشته، به حضور مین باشی رسانیده، گفت: «پولس زندانی مرا طلبیده، خواهش کرد که این جوان را به خدمت تو بیاورم، زیرا چیزی داردکه به تو عرض کند.» bible_en_fa Then the chief captain came near, and took him, and commanded him to be bound with two chains; and demanded who he was, and what he had done. پس مین باشی دستش راگرفته، به خلوت برد و پرسید: «چه چیز است که می خواهی به من خبر دهی؟» bible_en_fa And some cried one thing, some another, among the multitude: and when he could not know the certainty for the tumult, he commanded him to be carried into the castle. عرض کرد: «یهودیان متفق شده‌اند که از تو خواهش کنند تاپولس را فردا به مجلس شورا درآوری که گویااراده دارند در حق او زیادتر تفتیش نمایند. bible_en_fa And when he came upon the stairs, so it was, that he was borne of the soldiers for the violence of the people. پس خواهش ایشان را اجابت مفرما زیرا که بیشتر از چهل نفر از ایشان در کمین وی‌اند و به سوگند عهد بسته‌اند که تا او را نکشند چیزی نخورند و نیاشامند و الان مستعد و منتظر وعده تو می‌باشند.» bible_en_fa For the multitude of the people followed after, crying, Away with him. مین باشی آن جوان را مرخص فرموده، قدغن نمود که «به هیچ‌کس مگو که مرا ازاین راز مطلع ساختی.» bible_en_fa And as Paul was to be led into the castle, he said unto the chief captain, May I speak unto thee? Who said, Canst thou speak Greek? پس دو نفر از یوزباشیان را طلبیده، فرمودکه «دویست سپاهی و هفتاد سوار و دویست نیزه‌دار در ساعت سوم از شب حاضر سازید تا به قیصریه بروند؛ bible_en_fa Art not thou that Egyptian, which before these days madest an uproar, and leddest out into the wilderness four thousand men that were murderers? و مرکبی حاضر کنید تا پولس را سوار کرده، او را به سلامتی به نزد فیلکس والی برسانند.» bible_en_fa But Paul said, I am a man which am a Jew of Tarsus, a city in Cilicia, a citizen of no mean city: and, I beseech thee, suffer me to speak unto the people. و نامه‌ای بدین مضمون نوشت: bible_en_fa And when he had given him licence, Paul stood on the stairs, and beckoned with the hand unto the people. And when there was made a great silence, he spake unto them in the Hebrew tongue, saying, «کلودیوس لیسیاس، به والی گرامی فیلکس سلام می‌رساند. bible_en_fa Men, brethren, and fathers, hear ye my defence which I make now unto you. یهودیان این شخص را گرفته، قصد قتل او داشتند. پس با سپاه رفته، او را ازایشان گرفتم، چون دریافت کرده بودم که رومی است. bible_en_fa (And when they heard that he spake in the Hebrew tongue to them, they kept the more silence: and he saith,) و چون خواستم بفهمم که به چه سبب بروی شکایت می‌کنند، او را به مجلس ایشان درآوردم. bible_en_fa I am verily a man which am a Jew, born in Tarsus, a city in Cilicia, yet brought up in this city at the feet of Gamaliel, and taught according to the perfect manner of the law of the fathers, and was zealous toward God, as ye all are this day. پس یافتم که در مسائل شریعت خود از او شکایت می‌دارند، ولی هیچ شکوه‌ای مستوجب قتل یا بند نمی دارند. bible_en_fa And I persecuted this way unto the death, binding and delivering into prisons both men and women. و چون خبریافتم که یهودیان قصد کمین سازی برای او دارند، بی‌درنگ او را نزد تو فرستادم و مدعیان او را نیزفرمودم تا در حضور تو بر او ادعا نمایندوالسلام.» bible_en_fa As also the high priest doth bear me witness, and all the estate of the elders: from whom also I received letters unto the brethren, and went to Damascus, to bring them which were there bound unto Jerusalem, for to be punished. پس سپاهیان چنانکه مامور شدند، پولس را در شب برداشته، به انتیپاتریس رسانیدند. bible_en_fa And it came to pass, that, as I made my journey, and was come nigh unto Damascus about noon, suddenly there shone from heaven a great light round about me. و بامدادان سواران را گذاشته که با او بروند، خود به قلعه برگشتند. bible_en_fa And I fell unto the ground, and heard a voice saying unto me, Saul, Saul, why persecutest thou me? و چون ایشان وارد قیصریه شدند، نامه را به والی سپردند و پولس را نیز نزد اوحاضر ساختند. bible_en_fa And I answered, Who art thou, Lord? And he said unto me, I am Jesus of Nazareth, whom thou persecutest. پس والی نامه را ملاحظه فرموده، پرسید که از کدام ولایت است. چون دانست که از قیلیقیه است،گفت: «چون مدعیان تو حاضر شوند، سخن تو را خواهم شنید.» و فرمود تا او را در سرای هیرودیس نگاه دارند. bible_en_fa And they that were with me saw indeed the light, and were afraid; but they heard not the voice of him that spake to me. گفت: «چون مدعیان تو حاضر شوند، سخن تو را خواهم شنید.» و فرمود تا او را در سرای هیرودیس نگاه دارند. bible_en_fa And I said, What shall I do, Lord? And the Lord said unto me, Arise, and go into Damascus; and there it shall be told thee of all things which are appointed for thee to do. و بعد از پنج روز، حنانیای رئیس کهنه با مشایخ و خطیبی ترتلس نام رسیدندو شکایت از پولس نزد والی آوردند. bible_en_fa And when I could not see for the glory of that light, being led by the hand of them that were with me, I came into Damascus. و چون اورا احضار فرمود، ترتلس آغاز ادعا نموده، گفت: چون از وجود تو در آسایش کامل هستیم واحسانات عظیمه از تدابیر تو بدین قوم رسیده است، ای فیلکس گرامی، bible_en_fa And one Ananias, a devout man according to the law, having a good report of all the Jews which dwelt there, در هر جا و در هروقت این را در کمال شکرگذاری می‌پذیریم. bible_en_fa Came unto me, and stood, and said unto me, Brother Saul, receive thy sight. And the same hour I looked up upon him. ولیکن تا تو را زیاده مصدع نشوم، مستدعی هستم که از راه نوازش مختصر عرض ما را بشنوی. bible_en_fa And he said, The God of our fathers hath chosen thee, that thou shouldest know his will, and see that Just One, and shouldest hear the voice of his mouth. زیرا که این شخص را مفسد و فتنه انگیز یافته‌ایم در میان همه یهودیان ساکن ربع مسکون و ازپیشوایان بدعت نصاری. bible_en_fa For thou shalt be his witness unto all men of what thou hast seen and heard. و چون او خواست هیکل را ملوث سازد، او را گرفته، اراده داشتیم که به قانون شریعت خود بر او داوری نماییم. bible_en_fa And now why tarriest thou? arise, and be baptized, and wash away thy sins, calling on the name of the Lord. ولی لیسیاس مین باشی آمده، او را به زور بسیار ازدستهای ما بیرون آورد، bible_en_fa And it came to pass, that, when I was come again to Jerusalem, even while I prayed in the temple, I was in a trance; و فرمود تا مدعیانش نزد تو حاضر شوند؛ و از او بعد از امتحان می‌توانی دانست حقیقت همه این اموری که ما براو ادعا می‌کنیم.» bible_en_fa And saw him saying unto me, Make haste, and get thee quickly out of Jerusalem: for they will not receive thy testimony concerning me. و یهودیان نیز با او متفق شده گفتند که چنین است. bible_en_fa And I said, Lord, they know that I imprisoned and beat in every synagogue them that believed on thee: چون والی به پولس اشاره نمود که سخن بگوید، او جواب داد: «از آن رو که می‌دانم سالهای بسیار است که تو حاکم این قوم می‌باشی، به خشنودی وافر حجت درباره خود می‌آورم. bible_en_fa And when the blood of thy martyr Stephen was shed, I also was standing by, and consenting unto his death, and kept the raiment of them that slew him. زیرا تو می‌توانی دانست که زیاده از دوازده روز نیست که من برای عبادت به اورشلیم رفتم، bible_en_fa And he said unto me, Depart: for I will send thee far hence unto the Gentiles. و مرا نیافتند که در هیکل با کسی مباحثه کنم ونه در کنایس یا شهر‌که خلق را به شورش آورم. bible_en_fa And they gave him audience unto this word, and then lifted up their voices, and said, Away with such a fellow from the earth: for it is not fit that he should live. و هم آنچه الان بر من ادعا می‌کنند، نمی تواننداثبات نمایند. bible_en_fa And as they cried out, and cast off their clothes, and threw dust into the air, لیکن این را نزد تو اقرار می‌کنم که به طریقتی که بدعت می‌گویند، خدای پدران را عبادت می‌کنم و به آنچه در تورات و انبیامکتوب است معتقدم، bible_en_fa The chief captain commanded him to be brought into the castle, and bade that he should be examined by scourging; that he might know wherefore they cried so against him. و به خدا امیدوارم چنانکه ایشان نیز قبول دارند که قیامت مردگان ازعادلان و ظالمان نیز خواهد شد. bible_en_fa And as they bound him with thongs, Paul said unto the centurion that stood by, Is it lawful for you to scourge a man that is a Roman, and uncondemned? و خود را دراین امر ریاضت می‌دهم تا پیوسته ضمیر خود رابه سوی خدا و مردم بی‌لغزش نگاه دارم. bible_en_fa When the centurion heard that, he went and told the chief captain, saying, Take heed what thou doest: for this man is a Roman. و بعداز سالهای بسیار آمدم تا صدقات و هدایا برای قوم خود بیاورم. bible_en_fa Then the chief captain came, and said unto him, Tell me, art thou a Roman? He said, Yea. و در این امور چند نفر ازیهودیان آسیا مرا در هیکل مطهر یافتند بدون هنگامه یا شورشی. bible_en_fa And the chief captain answered, With a great sum obtained I this freedom. And Paul said, But I was free born. و ایشان می‌بایست نیز دراینجا نزد تو حاضر شوند تا اگر حرفی بر من دارندادعا کنند. bible_en_fa Then straightway they departed from him which should have examined him: and the chief captain also was afraid, after he knew that he was a Roman, and because he had bound him. یا اینان خود بگویند اگر گناهی ازمن یافتند وقتی که در حضور اهل شورا ایستاده بودم، bible_en_fa On the morrow, because he would have known the certainty wherefore he was accused of the Jews, he loosed him from his bands, and commanded the chief priests and all their council to appear, and brought Paul down, and set him before them. مگر آن یک سخن که در میان ایشان ایستاده، بدان ندا کردم که درباره قیامت مردگان ازمن امروز پیش شما بازپرس می‌شود.» bible_en_fa And Paul, earnestly beholding the council, said, Men and brethren, I have lived in all good conscience before God until this day. آنگاه فیلکس چون از طریقت نیکوترآگاهی داشت، امر ایشان را تاخیر انداخته، گفت: «چون لیسیاس مین باشی آید، حقیقت امر شما را دریافت خواهم کرد.» bible_en_fa And the high priest Ananias commanded them that stood by him to smite him on the mouth. پس یوزباشی را فرمان داد تا پولس را نگاه دارد و او را آزادی دهد واحدی از خویشانش را از خدمت و ملاقات اومنع نکند. bible_en_fa Then said Paul unto him, God shall smite thee, thou whited wall: for sittest thou to judge me after the law, and commandest me to be smitten contrary to the law? و بعد از روزی چند فیلکس با زوجه خود درسلا که زنی یهودی بود، آمده پولس راطلبیده، سخن او را درباره ایمان مسیح شنید. bible_en_fa And they that stood by said, Revilest thou God's high priest? وچون او درباره عدالت و پرهیزکاری وداوری آینده خطاب می‌کرد، فیلکس ترسان گشته، جواب داد که «الحال برو چون فرصت کنم تو راباز خواهم خواند.» bible_en_fa Then said Paul, I wist not, brethren, that he was the high priest: for it is written, Thou shalt not speak evil of the ruler of thy people. و نیز امید می‌داشت که پولس او را نقدی بدهد تا او را آزاد سازد و از این جهت مکرر وی را خواسته، با او گفتگو می‌کرد.اما بعد از انقضای دو سال، پورکیوس فستوس، خلیفه ولایت فیلکس شد و فیلکس چون خواست بر یهود منت نهد، پولس را در زندان گذاشت. bible_en_fa But when Paul perceived that the one part were Sadducees, and the other Pharisees, he cried out in the council, Men and brethren, I am a Pharisee, the son of a Pharisee: of the hope and resurrection of the dead I am called in question. اما بعد از انقضای دو سال، پورکیوس فستوس، خلیفه ولایت فیلکس شد و فیلکس چون خواست بر یهود منت نهد، پولس را در زندان گذاشت. bible_en_fa And when he had so said, there arose a dissension between the Pharisees and the Sadducees: and the multitude was divided. پس چون فستوس به ولایت خودرسید، بعد از سه روز از قیصریه به اورشلیم رفت. bible_en_fa For the Sadducees say that there is no resurrection, neither angel, nor spirit: but the Pharisees confess both. و رئیس کهنه و اکابر یهود نزد اوبر پولس ادعا کردند و بدو التماس نموده، bible_en_fa And there arose a great cry: and the scribes that were of the Pharisees' part arose, and strove, saying, We find no evil in this man: but if a spirit or an angel hath spoken to him, let us not fight against God. منتی بر وی خواستند تا او را به اورشلیم بفرستد و درکمین بودند که او را در راه بکشند. bible_en_fa And when there arose a great dissension, the chief captain, fearing lest Paul should have been pulled in pieces of them, commanded the soldiers to go down, and to take him by force from among them, and to bring him into the castle. اما فستوس جواب داد که «پولس را باید در قیصریه نگاه داشت»، زیرا خود اراده داشت به زودی آنجابرود. bible_en_fa And the night following the Lord stood by him, and said, Be of good cheer, Paul: for as thou hast testified of me in Jerusalem, so must thou bear witness also at Rome. و گفت: «پس کسانی از شما که می‌توانندهمراه بیایند تا اگر چیزی در این شخص یافت شود، بر او ادعا نمایند.» bible_en_fa And when it was day, certain of the Jews banded together, and bound themselves under a curse, saying that they would neither eat nor drink till they had killed Paul. و چون بیشتر از ده روز در میان ایشان توقف کرده بود، به قیصریه آمد و بامدادان بر مسندحکومت برآمده، فرمود تا پولس را حاضر سازند. bible_en_fa And they were more than forty which had made this conspiracy. چون او حاضر شد، یهودیانی که از اورشلیم آمده بودند، به گرد او ایستاده، شکایتهای بسیار وگران بر پولس آوردند ولی اثبات نتوانستند کرد. bible_en_fa And they came to the chief priests and elders, and said, We have bound ourselves under a great curse, that we will eat nothing until we have slain Paul. او جواب داد که «نه به شریعت یهود و نه به هیکل و نه به قیصر هیچ گناه کرده‌ام.» bible_en_fa Now therefore ye with the council signify to the chief captain that he bring him down unto you to morrow, as though ye would inquire something more perfectly concerning him: and we, or ever he come near, are ready to kill him. اما چون فستوس خواست بر یهود منت نهد، در جواب پولس گفت: «آیا می‌خواهی به اورشلیم آیی تا درآنجا در این امور به حضور من حکم شود؟» bible_en_fa And when Paul's sister's son heard of their lying in wait, he went and entered into the castle, and told Paul. پولس گفت: «در محکمه قیصر ایستاده‌ام که درآنجا می‌باید محاکمه من بشود. به یهود هیچ ظلمی نکرده‌ام، چنانکه تو نیز نیکو می‌دانی. bible_en_fa Then Paul called one of the centurions unto him, and said, Bring this young man unto the chief captain: for he hath a certain thing to tell him. پس هر گاه ظلمی یا عملی مستوجب قتل کرده باشم، از مردن دریغ ندارم. لیکن اگر هیچ‌یک ازاین شکایتهایی که اینها بر من می‌آورند اصلی ندارد، کسی نمی تواند مرا به ایشان سپارد. به قیصر رفع دعوی می‌کنم.» bible_en_fa So he took him, and brought him to the chief captain, and said, Paul the prisoner called me unto him, and prayed me to bring this young man unto thee, who hath something to say unto thee. آنگاه فستوس بعداز مکالمه با اهل شورا جواب داد: «آیا به قیصررفع دعوی کردی؟ به حضور قیصر خواهی رفت.» bible_en_fa Then the chief captain took him by the hand, and went with him aside privately, and asked him, What is that thou hast to tell me? و بعد از مرور ایام چند، اغریپاس پادشاه وبرنیکی برای تحیت فستوس به قیصریه آمدند. bible_en_fa And he said, The Jews have agreed to desire thee that thou wouldest bring down Paul to morrow into the council, as though they would inquire somewhat of him more perfectly. و چون روزی بسیار در آنجا توقف نمودند، فستوس برای پادشاه، مقدمه پولس را بیان کرده، گفت: «مردی است که فیلکس او را در بند گذاشته است، bible_en_fa But do not thou yield unto them: for there lie in wait for him of them more than forty men, which have bound themselves with an oath, that they will neither eat nor drink till they have killed him: and now are they ready, looking for a promise from thee. که درباره او وقتی که به اورشلیم آمدم، روسای کهنه و مشایخ یهود مرا خبر دادند وخواهش نمودند که بر او داوری شود. bible_en_fa So the chief captain then let the young man depart, and charged him, See thou tell no man that thou hast shewed these things to me. درجواب ایشان گفتم که رومیان را رسم نیست که احدی را بسپارند قبل از آنکه مدعی علیه مدعیان خود را روبرو شود و او را فرصت دهند که ادعای ایشان را جواب گوید. bible_en_fa And he called unto him two centurions, saying, Make ready two hundred soldiers to go to Caesarea, and horsemen threescore and ten, and spearmen two hundred, at the third hour of the night; پس چون ایشان دراینجا جمع شدند، بی‌درنگ در روز دوم بر مسندنشسته، فرمودم تا آن شخص را حاضر کردند. bible_en_fa And provide them beasts, that they may set Paul on, and bring him safe unto Felix the governor. و مدعیانش برپا ایستاده، از آنچه من گمان می‌بردم هیچ ادعا بر وی نیاوردند. bible_en_fa And he wrote a letter after this manner: بلکه مساله‌ای چند بر او ایراد کردند درباره مذهب خود و در حق عیسی نامی که مرده است و پولس می‌گوید که او زنده است. bible_en_fa Claudius Lysias unto the most excellent governor Felix sendeth greeting. و چون من در این‌گونه مسایل شک داشتم، از او پرسیدم که "آیامی خواهی به اورشلیم بروی تا در آنجا این مقدمه فیصل پذیرد؟" bible_en_fa This man was taken of the Jews, and should have been killed of them: then came I with an army, and rescued him, having understood that he was a Roman. ولی چون پولس رفع دعوی کرد که برای محاکمه اوغسطس محفوظ ماند، فرمان دادم که او را نگاه بدارند تا او را به حضورقیصر روانه نمایم.» bible_en_fa And when I would have known the cause wherefore they accused him, I brought him forth into their council: اغریپاس به فستوس گفت: «من نیزمی خواهم این شخص را بشنوم.» گفت: «فردا اورا خواهی شنید.» bible_en_fa Whom I perceived to be accused of questions of their law, but to have nothing laid to his charge worthy of death or of bonds. پس بامدادان چون اغریپاس و برنیکی باحشمتی عظیم آمدند و به دارالاستماع بامین باشیان و بزرگان شهر داخل شدند، به فرمان فستوس پولس را حاضر ساختند. bible_en_fa And when it was told me how that the Jews laid wait for the man, I sent straightway to thee, and gave commandment to his accusers also to say before thee what they had against him. Farewell. آنگاه فستوس گفت: «ای اغریپاس پادشاه، و‌ای همه مردمانی که نزد ما حضور دارید، این شخص رامی بینید که درباره او تمامی جماعت یهود چه دراورشلیم و چه در اینجا فریاد کرده، از من خواهش نمودند که دیگر نباید زیست کند. bible_en_fa Then the soldiers, as it was commanded them, took Paul, and brought him by night to Antipatris. ولیکن چون من دریافتم که او هیچ عملی مستوجب قتل نکرده است و خود به اوغسطس رفع دعوی کرد، اراده کردم که او را بفرستم. bible_en_fa On the morrow they left the horsemen to go with him, and returned to the castle: و چون چیزی درست ندارم که درباره او به خداوندگار مرقوم دارم، از این جهت او را نزد شما و علی الخصوص در حضور تو‌ای اغریپاس پادشاه آوردم تا بعد از تفحص شاید چیزی یافته بنگارم.زیرا مراخلاف عقل می‌نماید که اسیری را بفرستم وشکایتهایی که بر اوست معروض ندارم.» bible_en_fa Who, when they came to Caesarea, and delivered the epistle to the governor, presented Paul also before him. زیرا مراخلاف عقل می‌نماید که اسیری را بفرستم وشکایتهایی که بر اوست معروض ندارم.» bible_en_fa And when the governor had read the letter, he asked of what province he was. And when he understood that he was of Cilicia; اغریپاس به پولس گفت: «مرخصی که کیفیت خود را بگویی.» bible_en_fa I will hear thee, said he, when thine accusers are also come. And he commanded him to be kept in Herod's judgment hall. که «ای اغریپاس پادشاه، سعادت خود را در این می‌دانم که امروز درحضور تو حجت بیاورم، درباره همه شکایتهایی که یهود از من می‌دارند. bible_en_fa And after five days Ananias the high priest descended with the elders, and with a certain orator named Tertullus, who informed the governor against Paul. خصوص چون تو درهمه رسوم و مسایل یهود عالم هستی، پس از تومستدعی آنم که تحمل فرموده، مرا بشنوی. bible_en_fa And when he was called forth, Tertullus began to accuse him, saying, Seeing that by thee we enjoy great quietness, and that very worthy deeds are done unto this nation by thy providence, رفتار مرا از جوانی چونکه از ابتدا در میان قوم خود در اورشلیم بسر می‌بردم، تمامی یهودمی دانند bible_en_fa We accept it always, and in all places, most noble Felix, with all thankfulness. و مرا از اول می‌شناسند هر گاه بخواهند شهادت دهند که به قانون پارساترین فرقه دین خود فریسی می‌بودم. bible_en_fa Notwithstanding, that I be not further tedious unto thee, I pray thee that thou wouldest hear us of thy clemency a few words. والحال به‌سبب امید آن وعده‌ای که خدا به اجداد ما داد، بر من ادعا می‌کنند. bible_en_fa For we have found this man a pestilent fellow, and a mover of sedition among all the Jews throughout the world, and a ringleader of the sect of the Nazarenes: و حال آنکه دوازده سبط ماشبانه‌روز بجد و جهد عبادت می‌کنند محض امید تحصیل همین وعده که بجهت همین امید، ای اغریپاس پادشاه، یهود بر من ادعا می‌کنند. bible_en_fa Who also hath gone about to profane the temple: whom we took, and would have judged according to our law. «شما چرا محال می‌پندارید که خدا مردگان را برخیزاند؟ bible_en_fa But the chief captain Lysias came upon us, and with great violence took him away out of our hands, من هم در خاطر خود می‌پنداشتم که به نام عیسی ناصری مخالفت بسیار کردن واجب است، bible_en_fa Commanding his accusers to come unto thee: by examining of whom thyself mayest take knowledge of all these things, whereof we accuse him. چنانکه در اورشلیم هم کردم واز روسای کهنه قدرت یافته، بسیاری از مقدسین را در زندان حبس می‌کردم و چون ایشان را می کشتند، در فتوا شریک می‌بودم. bible_en_fa And the Jews also assented, saying that these things were so. و در همه کنایس بارها ایشان را زحمت رسانیده، مجبورمی ساختم که کفر گویند و بر ایشان به شدت دیوانه گشته تا شهرهای بعید تعاقب می‌کردم. bible_en_fa Then Paul, after that the governor had beckoned unto him to speak, answered, Forasmuch as I know that thou hast been of many years a judge unto this nation, I do the more cheerfully answer for myself: در این میان هنگامی که با قدرت و اجازت ازروسای کهنه به دمشق می‌رفتم، bible_en_fa Because that thou mayest understand, that there are yet but twelve days since I went up to Jerusalem for to worship. در راه، ای پادشاه، در وقت ظهر نوری را از آسمان دیدم، درخشنده تر از خورشید که در دور من و رفقایم تابید. bible_en_fa And they neither found me in the temple disputing with any man, neither raising up the people, neither in the synagogues, nor in the city: و چون همه بر زمین افتادیم، هاتفی راشنیدم که مرا به زبان عبرانی مخاطب ساخته، گفت: "ای شاول، شاول، چرا بر من جفا می‌کنی؟ تو را بر میخها لگد زدن دشوار است." bible_en_fa Neither can they prove the things whereof they now accuse me. من گفتم: "خداوندا تو کیستی؟" گفت: "من عیسی هستم که تو بر من جفا می‌کنی. bible_en_fa But this I confess unto thee, that after the way which they call heresy, so worship I the God of my fathers, believing all things which are written in the law and in the prophets: و لیکن برخاسته، بر پابایست زیرا که بر تو ظاهر شدم تا تو را خادم وشاهد مقرر گردانم بر آن چیزهایی که مرا در آنهادیده‌ای و بر آنچه به تو در آن ظاهر خواهم شد. bible_en_fa And have hope toward God, which they themselves also allow, that there shall be a resurrection of the dead, both of the just and unjust. و تو را رهایی خواهم داد از قوم و از امت هایی که تو را به نزد آنها خواهم فرستاد، bible_en_fa And herein do I exercise myself, to have always a conscience void of offence toward God, and toward men. تا چشمان ایشان را باز کنی تا از ظلمت به سوی نور و ازقدرت شیطان به‌جانب خدا برگردند تا آمرزش گناهان و میراثی در میان مقدسین بوسیله ایمانی که بر من است بیابند." bible_en_fa Now after many years I came to bring alms to my nation, and offerings. آن وقت‌ای اغریپاس پادشاه، رویای آسمانی را نافرمانی نورزیدم. bible_en_fa Whereupon certain Jews from Asia found me purified in the temple, neither with multitude, nor with tumult. بلکه نخست آنانی را که در دمشق بودند و در اورشلیم و درتمامی مرز و بوم یهودیه و امت‌ها را نیز اعلام می‌نمودم که توبه کنند و به سوی خدا بازگشت نمایند و اعمال لایقه توبه را به‌جا آورند. bible_en_fa Who ought to have been here before thee, and object, if they had ought against me. به‌سبب همین امور یهود مرا در هیکل گرفته، قصد قتل من کردند. bible_en_fa Or else let these same here say, if they have found any evil doing in me, while I stood before the council, اما از خدا اعانت یافته، تا امروزباقی ماندم و خرد و بزرگ را اعلام می‌نمایم وحرفی نمی گویم، جز آنچه انبیا و موسی گفتند که می‌بایست واقع شود، bible_en_fa Except it be for this one voice, that I cried standing among them, Touching the resurrection of the dead I am called in question by you this day. که مسیح می‌بایست زحمت بیند و نوبر قیامت مردگان گشته، قوم وامت‌ها را به نور اعلام نماید.» bible_en_fa And when Felix heard these things, having more perfect knowledge of that way, he deferred them, and said, When Lysias the chief captain shall come down, I will know the uttermost of your matter. چون او بدین سخنان، حجت خود رامی آورد، فستوس به آواز بلند گفت: «ای پولس دیوانه هستی! کثرت علم تو را دیوانه کرده است!» bible_en_fa And he commanded a centurion to keep Paul, and to let him have liberty, and that he should forbid none of his acquaintance to minister or come unto him. گفت: «ای فستوس گرامی، دیوانه نیستم بلکه سخنان راستی و هوشیاری را می‌گویم. bible_en_fa And after certain days, when Felix came with his wife Drusilla, which was a Jewess, he sent for Paul, and heard him concerning the faith in Christ. زیراپادشاهی که در حضور او به دلیری سخن می‌گویم، از این امور مطلع است، چونکه مرا یقین است که هیچ‌یک از این مقدمات بر او مخفی نیست، زیرا که این امور در خلوت واقع نشد. bible_en_fa And as he reasoned of righteousness, temperance, and judgment to come Felix trembled, and answered, Go thy way for this time; when I have a convenient season, I will call for thee. ‌ای اغریپاس پادشاه، آیا به انبیا ایمان آورده‌ای؟ می‌دانم که ایمان داری!» bible_en_fa He hoped also that money should have been given him of Paul, that he might loose him: wherefore he sent for him the oftener, and communed with him. اغریپاس به پولس گفت: «به قلیل ترغیب می‌کنی که من مسیحی بگردم؟» bible_en_fa But after two years Porcius Festus came into Felix' room: and Felix, willing to shew the Jews a pleasure, left Paul bound. پولس گفت: «از خداخواهش می‌داشتم یا به قلیل یا به کثیر، نه‌تنها توبلکه جمیع این اشخاصی که امروز سخن مرامی شنوند مثل من گردند، جز این زنجیرها!» bible_en_fa Now when Festus was come into the province, after three days he ascended from Caesarea to Jerusalem. چون این را گفت، پادشاه و والی و برنیکی وسایر مجلسیان برخاسته، bible_en_fa Then the high priest and the chief of the Jews informed him against Paul, and besought him, رفتند و با یکدیگرگفتگو کرده، گفتند: «این شخص هیچ عملی مستوجب قتل یا حبس نکرده است.»واغریپاس به فستوس گفت: «اگر این مرد به قیصررفع دعوی خود نمی کرد، او را آزاد کردن ممکن می‌بود.» bible_en_fa And desired favour against him, that he would send for him to Jerusalem, laying wait in the way to kill him. واغریپاس به فستوس گفت: «اگر این مرد به قیصررفع دعوی خود نمی کرد، او را آزاد کردن ممکن می‌بود.» bible_en_fa But Festus answered, that Paul should be kept at Caesarea, and that he himself would depart shortly thither. چون مقرر شد که به ایطالیا برویم، پولس و چند زندانی دیگر را به یوزباشی از سپاه اغسطس که یولیوس نام داشت، سپردند. bible_en_fa Let them therefore, said he, which among you are able, go down with me, and accuse this man, if there be any wickedness in him. و به کشتی ادرامیتینی که عازم بنادرآسیا بود، سوار شده، کوچ کردیم و ارسترخس ازاهل مکادونیه از تسالونیکی همراه ما بود. bible_en_fa And when he had tarried among them more than ten days, he went down unto Caesarea; and the next day sitting on the judgment seat commanded Paul to be brought. روزدیگر به صیدون فرود آمدیم و یولیوس با پولس ملاطفت نموده، او را اجازت داد که نزد دوستان خود رفته، از ایشان نوازش یابد. bible_en_fa And when he was come, the Jews which came down from Jerusalem stood round about, and laid many and grievous complaints against Paul, which they could not prove. و از آنجا روانه شده، زیر قپرس گذشتیم زیرا که باد مخالف بود. bible_en_fa While he answered for himself, Neither against the law of the Jews, neither against the temple, nor yet against Caesar, have I offended any thing at all. و از دریای کنار قیلیقیه و پمفلیه گذشته، به میرای لیکیه رسیدیم bible_en_fa But Festus, willing to do the Jews a pleasure, answered Paul, and said, Wilt thou go up to Jerusalem, and there be judged of these things before me? در آنجا یوزباشی کشتی اسکندریه را یافت که به ایطالیا می‌رفت و ما را برآن سوار کرد. bible_en_fa Then said Paul, I stand at Caesar's judgment seat, where I ought to be judged: to the Jews have I done no wrong, as thou very well knowest. و چند روز به آهستگی رفته، به قنیدس به مشقت رسیدیم و چون باد مخالف مامی بود، در زیر کریت نزدیک سلمونی راندیم، bible_en_fa For if I be an offender, or have committed any thing worthy of death, I refuse not to die: but if there be none of these things whereof these accuse me, no man may deliver me unto them. I appeal unto Caesar. وبه دشواری از آنجا گذشته، به موضعی که به بنادرحسنه مسمی و قریب به شهر لسائیه است رسیدیم. bible_en_fa Then Festus, when he had conferred with the council, answered, Hast thou appealed unto Caesar? unto Caesar shalt thou go. و چون زمان منقضی شد و در این وقت سفردریا خطرناک بود، زیرا که ایام روزه گذشته بود، bible_en_fa And after certain days king Agrippa and Bernice came unto Caesarea to salute Festus. پولس ایشان را نصیحت کرده، گفت: «ای مردمان، می‌بینم که در این سفر ضرر و خسران بسیار پیدا خواهد شد، نه فقط بار و کشتی را بلکه جانهای ما را نیز.» bible_en_fa And when they had been there many days, Festus declared Paul's cause unto the king, saying, There is a certain man left in bonds by Felix: ولی یوزباشی ناخدا وصاحب کشتی را بیشتر از قول پولس اعتنا نمود. bible_en_fa About whom, when I was at Jerusalem, the chief priests and the elders of the Jews informed me, desiring to have judgment against him. و چون آن بندر نیکو نبود که زمستان را در آن بسر برند، اکثر چنان مصلحت دانستند که از آنجا نقل کنند تا اگر ممکن شود خود را به فینیکسس رسانیده، زمستان را در آنجا بسر برند که آن بندری است از کریت مواجه مغرب جنوبی ومغرب شمالی. bible_en_fa To whom I answered, It is not the manner of the Romans to deliver any man to die, before that he which is accused have the accusers face to face, and have licence to answer for himself concerning the crime laid against him. و چون نسیم جنوبی وزیدن گرفت، گمان بردند که به مقصد خویش رسیدند. پس لنگر برداشتیم و از کناره کریت گذشتیم. bible_en_fa Therefore, when they were come hither, without any delay on the morrow I sat on the judgment seat, and commanded the man to be brought forth. لیکن چیزی نگذشت که بادی شدید که آن رااورکلیدون می‌نامند از بالای آن زدن گرفت. bible_en_fa Against whom when the accusers stood up, they brought none accusation of such things as I supposed: درساعت کشتی ربوده شده، رو به سوی باد نتوانست نهاد. پس آن را از دست داده، بی‌اختیار رانده شدیم. bible_en_fa But had certain questions against him of their own superstition, and of one Jesus, which was dead, whom Paul affirmed to be alive. پس در زیر جزیره‌ای که کلودی نام داشت، دوان دوان رفتیم و به دشواری زورق را درقبض خود آوردیم. bible_en_fa And because I doubted of such manner of questions, I asked him whether he would go to Jerusalem, and there be judged of these matters. و آن را برداشته و معونات را استعمال نموده، کمر کشتی را بستند و چون ترسیدند که به ریگزار سیرتس فرو روند، حبال کشتی را فرو کشیدند و همچنان رانده شدند. bible_en_fa But when Paul had appealed to be reserved unto the hearing of Augustus, I commanded him to be kept till I might send him to Caesar. وچون طوفان بر ما غلبه می‌نمود، روز دیگر، بارکشتی را بیرون انداختند. bible_en_fa Then Agrippa said unto Festus, I would also hear the man myself. To morrow, said he, thou shalt hear him. و روز سوم به‌دستهای خود آلات کشتی را به دریا انداختیم. bible_en_fa And on the morrow, when Agrippa was come, and Bernice, with great pomp, and was entered into the place of hearing, with the chief captains, and principal men of the city, at Festus' commandment Paul was brought forth. و چون روزهای بسیار آفتاب و ستارگان راندیدند و طوفانی شدید بر ما می‌افتاد، دیگر هیچ امید نجات برای ما نماند. bible_en_fa And Festus said, King Agrippa, and all men which are here present with us, ye see this man, about whom all the multitude of the Jews have dealt with me, both at Jerusalem, and also here, crying that he ought not to live any longer. و بعد از گرسنگی بسیار، پولس در میان ایشان ایستاده، گفت: «ای مردمان، نخست می‌بایست سخن مرا پذیرفته، از کریت نقل نکرده باشید تا این ضرر و خسران را نبینید. bible_en_fa But when I found that he had committed nothing worthy of death, and that he himself hath appealed to Augustus, I have determined to send him. اکنون نیزشما را نصیحت می‌کنم که خاطرجمع باشید زیراکه هیچ ضرری به‌جان یکی از شما نخواهد رسیدمگر به کشتی. bible_en_fa Of whom I have no certain thing to write unto my lord. Wherefore I have brought him forth before you, and specially before thee, O king Agrippa, that, after examination had, I might have somewhat to write. زیرا که دوش، فرشته آن خدایی که از آن او هستم و خدمت او را می‌کنم، به من ظاهر شده، bible_en_fa For it seemeth to me unreasonable to send a prisoner, and not withal to signify the crimes laid against him. گفت: "ای پولس ترسان مباش زیراباید تو در حضور قیصر حاضر شوی. و اینک خدا همه همسفران تو را به تو بخشیده است." bible_en_fa Then Agrippa said unto Paul, Thou art permitted to speak for thyself. Then Paul stretched forth the hand, and answered for himself: پس‌ای مردمان خوشحال باشید زیرا ایمان دارم که به همانطور که به من گفت، واقع خواهدشد. bible_en_fa I think myself happy, king Agrippa, because I shall answer for myself this day before thee touching all the things whereof I am accused of the Jews: لیکن باید در جزیره‌ای بیفتیم.» bible_en_fa Especially because I know thee to be expert in all customs and questions which are among the Jews: wherefore I beseech thee to hear me patiently. و چون شب چهاردهم شد و هنوز دردریای ادریا به هر سو رانده می‌شدیم، در نصف شب ملاحان گمان بردند که خشکی نزدیک است. bible_en_fa My manner of life from my youth, which was at the first among mine own nation at Jerusalem, know all the Jews; پس پیمایش کرده، بیست قامت یافتند. وقدری پیشتر رفته، باز پیمایش کرده، پانزده قامت یافتند. bible_en_fa Which knew me from the beginning, if they would testify, that after the most straitest sect of our religion I lived a Pharisee. و چون ترسیدند که به صخره‌ها بیفتیم، از پشت کشتی چهار لنگر انداخته، تمنا می‌کردندکه روز شود. bible_en_fa And now I stand and am judged for the hope of the promise made of God unto our fathers: اما چون ملاحان قصد داشتند که از کشتی فرار کنند و زورق را به دریا انداختند به بهانه‌ای که لنگرها را از پیش کشتی بکشند، bible_en_fa Unto which promise our twelve tribes, instantly serving God day and night, hope to come. For which hope's sake, king Agrippa, I am accused of the Jews. پولس یوزباشی و سپاهیان را گفت: «اگر اینهادر کشتی نمانند، نجات شما ممکن نباشد.» bible_en_fa Why should it be thought a thing incredible with you, that God should raise the dead? آنگاه سپاهیان ریسمانهای زورق را بریده، گذاشتند که بیفتد. bible_en_fa I verily thought with myself, that I ought to do many things contrary to the name of Jesus of Nazareth. چون روز نزدیک شد، پولس از همه خواهش نمود که چیزی بخورند. پس گفت: «امروز روز چهاردهم است که انتظار کشیده وچیزی نخورده، گرسنه مانده‌اید. bible_en_fa Which thing I also did in Jerusalem: and many of the saints did I shut up in prison, having received authority from the chief priests; and when they were put to death, I gave my voice against them. پس استدعای من این است که غذا بخورید که عافیت برای شما خواهد بود، زیرا که مویی از سر هیچ‌یک از شما نخواهد افتاد.» bible_en_fa And I punished them oft in every synagogue, and compelled them to blaspheme; and being exceedingly mad against them, I persecuted them even unto strange cities. این بگفت و درحضور همه نان گرفته، خدا را شکر گفت و پاره کرده، خوردن گرفت. bible_en_fa Whereupon as I went to Damascus with authority and commission from the chief priests, پس همه قوی‌دل گشته نیز غذا خوردند. bible_en_fa At midday, O king, I saw in the way a light from heaven, above the brightness of the sun, shining round about me and them which journeyed with me. و جمله نفوس در کشتی دویست و هفتاد و شش بودیم. bible_en_fa And when we were all fallen to the earth, I heard a voice speaking unto me, and saying in the Hebrew tongue, Saul, Saul, why persecutest thou me? it is hard for thee to kick against the pricks. چون از غذاسیر شدند، گندم را به دریا ریخته، کشتی را سبک کردند. bible_en_fa And I said, Who art thou, Lord? And he said, I am Jesus whom thou persecutest. اما چون روز، روشن شد، زمین را نشناختند؛ لیکن خلیجی دیدند که شاطی‌ای داشت. پس رای زدند که اگر ممکن شود، کشتی را بر آن برانند. bible_en_fa But rise, and stand upon thy feet: for I have appeared unto thee for this purpose, to make thee a minister and a witness both of these things which thou hast seen, and of those things in the which I will appear unto thee; و بند لنگرها را بریده، آنها را دردریا گذاشتند و بندهای سکان را باز کرده، وبادبان را برای باد گشاده، راه ساحل را پیش گرفتند. bible_en_fa Delivering thee from the people, and from the Gentiles, unto whom now I send thee, اما کشتی را درمجمع بحرین به پایاب رانده، مقدم آن فرو شده، بی‌حرکت ماند ولی موخرش از لطمه امواج درهم شکست. bible_en_fa To open their eyes, and to turn them from darkness to light, and from the power of Satan unto God, that they may receive forgiveness of sins, and inheritance among them which are sanctified by faith that is in me. آنگاه سپاهیان قصد قتل زندانیان کردند که مبادا کسی شنا کرده، بگریزد. bible_en_fa Whereupon, O king Agrippa, I was not disobedient unto the heavenly vision: لیکن یوزباشی چون خواست پولس را برهاند، ایشان را از این اراده بازداشت و فرمود تا هر‌که شناوری داند، نخست خویشتن را به دریا انداخته به ساحل رساند.وبعضی بر تختها و بعضی بر چیزهای کشتی وهمچنین همه به سلامتی به خشکی رسیدند. bible_en_fa But shewed first unto them of Damascus, and at Jerusalem, and throughout all the coasts of Judaea, and then to the Gentiles, that they should repent and turn to God, and do works meet for repentance. وبعضی بر تختها و بعضی بر چیزهای کشتی وهمچنین همه به سلامتی به خشکی رسیدند. bible_en_fa For these causes the Jews caught me in the temple, and went about to kill me. و چون رستگار شدند، یافتند که جزیره ملیطه نام دارد. bible_en_fa Having therefore obtained help of God, I continue unto this day, witnessing both to small and great, saying none other things than those which the prophets and Moses did say should come: و آن مردمان بربری باما کمال ملاطفت نمودند، زیرا به‌سبب باران که می‌بارید و سرما آتش افروخته، همه ما راپذیرفتند. bible_en_fa That Christ should suffer, and that he should be the first that should rise from the dead, and should shew light unto the people, and to the Gentiles. چون پولس مقداری هیزم فراهم کرده، بر آتش می‌نهاد، به‌سبب حرارت، افعی‌ای بیرون آمده، بر دستش چسپید. bible_en_fa And as he thus spake for himself, Festus said with a loud voice, Paul, thou art beside thyself; much learning doth make thee mad. چون بربریان جانور را از دستش آویخته دیدند، با یکدیگرمی گفتند: «بلاشک این شخص، خونی است که بااینکه از دریا رست، عدل نمی گذارد که زیست کند.» bible_en_fa But he said, I am not mad, most noble Festus; but speak forth the words of truth and soberness. اما آن جانور را در آتش افکنده، هیچ ضرر نیافت. bible_en_fa For the king knoweth of these things, before whom also I speak freely: for I am persuaded that none of these things are hidden from him; for this thing was not done in a corner. پس منتظر بودند که او آماس کند یابغته افتاده، بمیرد. ولی چون انتظار بسیار کشیدندو دیدند که هیچ ضرری بدو نرسید، برگشته گفتندکه خدایی است. bible_en_fa King Agrippa, believest thou the prophets? I know that thou believest. و در آن نواحی، املاک رئیس جزیره که پوبلیوس نام داشت بود که او ما را به خانه خودطلبیده، سه روز به مهربانی مهمانی نمود. bible_en_fa Then Agrippa said unto Paul, Almost thou persuadest me to be a Christian. ازقضا پدر پوبلیوس را رنج تب و اسهال عارض شده، خفته بود. پس پولس نزد وی آمده و دعاکرده ودست بر او گذارده، او را شفا داد. bible_en_fa And Paul said, I would to God, that not only thou, but also all that hear me this day, were both almost, and altogether such as I am, except these bonds. و چون این امر واقع شد، سایر مریضانی که در جزیره بودند آمده، شفا یافتند. bible_en_fa And when he had thus spoken, the king rose up, and the governor, and Bernice, and they that sat with them: و ایشان ما را اکرام بسیار نمودند و چون روانه می‌شدیم، آنچه لازم بود برای ما حاضر ساختند. bible_en_fa And when they were gone aside, they talked between themselves, saying, This man doeth nothing worthy of death or of bonds. و بعد از سه ماه به کشتی اسکندریه که علامت جوزا داشت و زمستان را در جزیره بسربرده بود، سوار شدیم. bible_en_fa Then said Agrippa unto Festus, This man might have been set at liberty, if he had not appealed unto Caesar. و به‌سراکوس فرودآمده، سه روز توقف نمودیم. bible_en_fa And when it was determined that we should sail into Italy, they delivered Paul and certain other prisoners unto one named Julius, a centurion of Augustus' band. و از آنجا دورزده، به ریغیون رسیدیم و بعد از یک روز بادجنوبی وزیده، روز دوم وارد پوطیولی شدیم. bible_en_fa And entering into a ship of Adramyttium, we launched, meaning to sail by the coasts of Asia; one Aristarchus, a Macedonian of Thessalonica, being with us. و در آنجا برادران یافته، حسب خواهش ایشان هفت روز ماندیم و همچنین به روم آمدیم. bible_en_fa And the next day we touched at Sidon. And Julius courteously entreated Paul, and gave him liberty to go unto his friends to refresh himself. وبرادران آنجا چون از احوال ما مطلع شدند، به استقبال ما بیرون آمدند تا فورن اپیوس و سه دکان. و پولس چون ایشان را دید، خدا را شکر نموده، قوی‌دل گشت. bible_en_fa And when we had launched from thence, we sailed under Cyprus, because the winds were contrary. و چون به روم رسیدیم، یوزباشی زندانیان را به‌سردار افواج خاصه سپرد. اما پولس را اجازت دادند که با یک سپاهی که محافظت او می‌کرد، در منزل خودبماند. bible_en_fa And when we had sailed over the sea of Cilicia and Pamphylia, we came to Myra, a city of Lycia. و بعد از سه روز، پولس بزرگان یهود راطلبید و چون جمع شدند به ایشان گفت: «ای برادران عزیز، با وجودی که من هیچ عملی خلاف قوم و رسوم اجداد نکرده بودم، همانا مرا در اورشلیم بسته، به‌دستهای رومیان سپردند. bible_en_fa And there the centurion found a ship of Alexandria sailing into Italy; and he put us therein. ایشان بعد از تفحص چون در من هیچ علت قتل نیافتند، اراده کردند که مرا رها کنند. bible_en_fa And when we had sailed slowly many days, and scarce were come over against Cnidus, the wind not suffering us, we sailed under Crete, over against Salmone; ولی چون یهود مخالفت نمودند، ناچار شده به قیصررفع دعوی کردم، نه تا آنکه از امت خود شکایت کنم. bible_en_fa And, hardly passing it, came unto a place which is called The fair havens; nigh whereunto was the city of Lasea. اکنون بدین جهت خواستم شما راملاقات کنم و سخن گویم زیرا که بجهت امیداسرائیل، بدین زنجیر بسته شدم.» bible_en_fa Now when much time was spent, and when sailing was now dangerous, because the fast was now already past, Paul admonished them, وی راگفتند: «ما هیچ نوشته در حق تو از یهودیه نیافته‌ایم و نه کسی از برادرانی که از آنجا آمدند، خبری یا سخن بدی درباره تو گفته است. bible_en_fa And said unto them, Sirs, I perceive that this voyage will be with hurt and much damage, not only of the lading and ship, but also of our lives. لیکن مصلحت دانستیم از تو مقصود تو را بشنویم زیراما را معلوم است که این فرقه را در هر جا بدمی گویند.» bible_en_fa Nevertheless the centurion believed the master and the owner of the ship, more than those things which were spoken by Paul. پس چون روزی برای وی معین کردند، بسیاری نزد او به منزلش آمدند که برای ایشان به ملکوت خدا شهادت داده، شرح می‌نمود و ازتورات موسی و انبیا از صبح تا شام درباره عیسی اقامه حجت می‌کرد. bible_en_fa And because the haven was not commodious to winter in, the more part advised to depart thence also, if by any means they might attain to Phenice, and there to winter; which is an haven of Crete, and lieth toward the south west and north west. پس بعضی به سخنان اوایمان آوردند و بعضی ایمان نیاوردند. bible_en_fa And when the south wind blew softly, supposing that they had obtained their purpose, loosing thence, they sailed close by Crete. و چون با یکدیگر معارضه می‌کردند، از او جدا شدند بعداز آنکه پولس این یک سخن را گفته بود که «روح‌القدس به وساطت اشعیای نبی به اجداد مانیکو خطاب کرده، bible_en_fa But not long after there arose against it a tempestuous wind, called Euroclydon. گفته است که "نزد این قوم رفته بدیشان بگو به گوش خواهید شنید ونخواهید فهمید و نظر کرده خواهید نگریست ونخواهید دید؛ bible_en_fa And when the ship was caught, and could not bear up into the wind, we let her drive. زیرا دل این قوم غلیظ شده و به گوشهای سنگین می‌شنوند و چشمان خود را برهم نهاده‌اند، مبادا به چشمان ببینند و به گوشهابشنوند و به دل بفهمند و بازگشت کنند تا ایشان راشفا بخشم." bible_en_fa And running under a certain island which is called Clauda, we had much work to come by the boat: پس بر شما معلوم باد که نجات خدا نزد امت‌ها فرستاده می‌شود و ایشان خواهندشنید.» bible_en_fa Which when they had taken up, they used helps, undergirding the ship; and, fearing lest they should fall into the quicksands, strake sail, and so were driven. چون این را گفت یهودیان رفتند و بایکدیگر مباحثه بسیار می‌کردند.اما پولس دوسال تمام در خانه اجاره‌ای خود ساکن بود و هرکه به نزد وی می‌آمد، می‌پذیرفت. bible_en_fa And we being exceedingly tossed with a tempest, the next day they lightened the ship; اما پولس دوسال تمام در خانه اجاره‌ای خود ساکن بود و هرکه به نزد وی می‌آمد، می‌پذیرفت. bible_en_fa And the third day we cast out with our own hands the tackling of the ship. پولس، غلام عیسی مسیح و رسول خوانده شده و جدا نموده شده برای انجیل خدا، bible_en_fa And when neither sun nor stars in many days appeared, and no small tempest lay on us, all hope that we should be saved was then taken away. که سابق وعده آن را داده بود به وساطت انبیای خود در کتب مقدسه، bible_en_fa But after long abstinence Paul stood forth in the midst of them, and said, Sirs, ye should have hearkened unto me, and not have loosed from Crete, and to have gained this harm and loss. درباره پسر خود که بحسب جسم از نسل داود متولد شد، bible_en_fa And now I exhort you to be of good cheer: for there shall be no loss of any man's life among you, but of the ship. و بحسب روح قدوسیت پسر خدا به قوت معروف گردید ازقیامت مردگان یعنی خداوند ما عیسی مسیح، bible_en_fa For there stood by me this night the angel of God, whose I am, and whom I serve, که به او فیض و رسالت را یافتیم برای اطاعت ایمان در جمیع امت‌ها به‌خاطر اسم او، bible_en_fa Saying, Fear not, Paul; thou must be brought before Caesar: and, lo, God hath given thee all them that sail with thee. که درمیان ایشان شما نیز خوانده شده عیسی مسیح هستید bible_en_fa Wherefore, sirs, be of good cheer: for I believe God, that it shall be even as it was told me. به همه که در روم محبوب خدا و خوانده شده و مقدسید، فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند بر شما باد. bible_en_fa Howbeit we must be cast upon a certain island. اول شکر می‌کنم خدای خود را به وساطت عیسی مسیح درباره همگی شما که ایمان شما درتمام عالم شهرت یافته است؛ bible_en_fa But when the fourteenth night was come, as we were driven up and down in Adria, about midnight the shipmen deemed that they drew near to some country; زیرا خدایی که اورا به روح خود در انجیل پسرش خدمت می‌کنم، مرا شاهد است که چگونه پیوسته شما را یادمی کنم، bible_en_fa And sounded, and found it twenty fathoms: and when they had gone a little further, they sounded again, and found it fifteen fathoms. و دائم در دعاهای خود مسالت می‌کنم که شاید الان آخر به اراده خدا سعادت یافته، نزد شما بیایم. bible_en_fa Then fearing lest we should have fallen upon rocks, they cast four anchors out of the stern, and wished for the day. زیرا بسیار اشتیاق دارم که شما را ببینم تا نعمتی روحانی به شما برسانم که شما استوار بگردید، bible_en_fa And as the shipmen were about to flee out of the ship, when they had let down the boat into the sea, under colour as though they would have cast anchors out of the foreship, یعنی تا در میان شماتسلی یابیم از ایمان یکدیگر، ایمان من و ایمان شما. bible_en_fa Paul said to the centurion and to the soldiers, Except these abide in the ship, ye cannot be saved. لکن‌ای برادران، نمی خواهم که شمابی خبر باشید از اینکه مکرر اراده آمدن نزد شماکردم و تا به حال ممنوع شدم تا ثمری حاصل کنم در میان شما نیز چنانکه در سایر امت‌ها. bible_en_fa Then the soldiers cut off the ropes of the boat, and let her fall off. زیرا که یونانیان و بربریان و حکما و جهلا راهم مدیونم. bible_en_fa And while the day was coming on, Paul besought them all to take meat, saying, This day is the fourteenth day that ye have tarried and continued fasting, having taken nothing. پس همچنین بقدر طاقت خودمستعدم که شما را نیز که در روم هستید بشارت دهم. bible_en_fa Wherefore I pray you to take some meat: for this is for your health: for there shall not an hair fall from the head of any of you. زیرا که از انجیل مسیح عار ندارم چونکه قوت خداست، برای نجات هر کس که ایمان آورد، اول یهود و پس یونانی، bible_en_fa And when he had thus spoken, he took bread, and gave thanks to God in presence of them all: and when he had broken it, he began to eat. که در آن عدالت خدا مکشوف می‌شود، از ایمان تا ایمان، چنانکه مکتوب است که عادل به ایمان زیست خواهد نمود. bible_en_fa Then were they all of good cheer, and they also took some meat. زیرا غضب خدا از آسمان مکشوف می‌شود بر هر بی‌دینی و ناراستی مردمانی که راستی را در ناراستی باز می‌دارند. bible_en_fa And we were in all in the ship two hundred threescore and sixteen souls. چونکه آنچه از خدا می‌توان شناخت، در ایشان ظاهراست زیرا خدا آن را بر ایشان ظاهر کرده است. bible_en_fa And when they had eaten enough, they lightened the ship, and cast out the wheat into the sea. زیرا که چیزهای نادیده او یعنی قوت سرمدی و الوهیتش از حین آفرینش عالم بوسیله کارهای او فهمیده و دیده می‌شود تا ایشان را عذری نباشد. bible_en_fa And when it was day, they knew not the land: but they discovered a certain creek with a shore, into the which they were minded, if it were possible, to thrust in the ship. زیرا هر‌چند خدا را شناختند، ولی اورا چون خدا تمجید و شکر نکردند بلکه درخیالات خود باطل گردیده، دل بی‌فهم ایشان تاریک گشت. bible_en_fa And when they had taken up the anchors, they committed themselves unto the sea, and loosed the rudder bands, and hoised up the mainsail to the wind, and made toward shore. ادعای حکمت می‌کردند واحمق گردیدند. bible_en_fa And falling into a place where two seas met, they ran the ship aground; and the forepart stuck fast, and remained unmoveable, but the hinder part was broken with the violence of the waves. و جلال خدای غیرفانی را به شبیه صورت انسان فانی و طیور و بهایم وحشرات تبدیل نمودند. bible_en_fa And the soldiers' counsel was to kill the prisoners, lest any of them should swim out, and escape. لهذا خدا نیز ایشان رادر شهوات دل خودشان به ناپاکی تسلیم فرمود تادر میان خود بدنهای خویش را خوار سازند، bible_en_fa But the centurion, willing to save Paul, kept them from their purpose; and commanded that they which could swim should cast themselves first into the sea, and get to land: که ایشان حق خدا را به دروغ مبدل کردند وعبادت و خدمت نمودند مخلوق را به عوض خالقی که تا ابدالاباد متبارک است. آمین. bible_en_fa And the rest, some on boards, and some on broken pieces of the ship. And so it came to pass, that they escaped all safe to land. از این سبب خدا ایشان را به هوسهای خباثت تسلیم نمود، به نوعی که زنانشان نیز عمل طبیعی را به آنچه خلاف طبیعت است تبدیل نمودند. bible_en_fa And when they were escaped, then they knew that the island was called Melita. و همچنین مردان هم استعمال طبیعی زنان را ترک کرده، از شهوات خود با یکدیگرسوختند. مرد با مرد مرتکب اعمال زشت شده، عقوبت سزاوار تقصیر خود را در خود یافتند. bible_en_fa And the barbarous people shewed us no little kindness: for they kindled a fire, and received us every one, because of the present rain, and because of the cold. و چون روا نداشتند که خدا را در دانش خودنگاه دارند، خدا ایشان را به ذهن مردود واگذاشت تا کارهای ناشایسته به‌جا آورند. bible_en_fa And when Paul had gathered a bundle of sticks, and laid them on the fire, there came a viper out of the heat, and fastened on his hand. مملو از هرنوع ناراستی و شرارت و طمع و خباثت؛ پر ازحسد و قتل و جدال و مکر و بدخویی؛ bible_en_fa And when the barbarians saw the venomous beast hang on his hand, they said among themselves, No doubt this man is a murderer, whom, though he hath escaped the sea, yet vengeance suffereth not to live. غمازان و غیبت کنندگان و دشمنان خدا و اهانت کنندگان و متکبران و لافزنان و مبدعان شر و نامطیعان والدین؛ bible_en_fa And he shook off the beast into the fire, and felt no harm. بی‌فهم و بی‌وفا و بی‌الفت و بی‌رحم.زیرا هر‌چند انصاف خدا را می‌دانند که کنندگان چنین کارها مستوجب موت هستند، نه فقط آنها را می‌کنند بلکه کنندگان را نیز خوش می‌دارند. bible_en_fa Howbeit they looked when he should have swollen, or fallen down dead suddenly: but after they had looked a great while, and saw no harm come to him, they changed their minds, and said that he was a god. زیرا هر‌چند انصاف خدا را می‌دانند که کنندگان چنین کارها مستوجب موت هستند، نه فقط آنها را می‌کنند بلکه کنندگان را نیز خوش می‌دارند. bible_en_fa In the same quarters were possessions of the chief man of the island, whose name was Publius; who received us, and lodged us three days courteously. لهذا‌ای آدمی که حکم می‌کنی، هر‌که باشی عذری نداری زیرا که به آنچه بردیگری حکم می‌کنی، فتوا بر خود می‌دهی، زیراتو که حکم می‌کنی، همان کارها را به عمل می‌آوری. bible_en_fa And it came to pass, that the father of Publius lay sick of a fever and of a bloody flux: to whom Paul entered in, and prayed, and laid his hands on him, and healed him. و می‌دانیم که حکم خدا بر کنندگان چنین اعمال بر‌حق است. bible_en_fa So when this was done, others also, which had diseases in the island, came, and were healed: پس‌ای آدمی که برکنندگان چنین اعمال حکم می‌کنی و خود همان را می‌کنی، آیا گمان می‌بری که تو از حکم خداخواهی رست؟ bible_en_fa Who also honoured us with many honours; and when we departed, they laded us with such things as were necessary. یا آنکه دولت مهربانی و صبر وحلم او را ناچیز می‌شماری و نمی دانی که مهربانی خدا تو را به توبه می‌کشد؟ bible_en_fa And after three months we departed in a ship of Alexandria, which had wintered in the isle, whose sign was Castor and Pollux. و به‌سبب قساوت و دل ناتوبه‌کار خود، غضب را ذخیره می‌کنی برای خود در روز غضب و ظهور داوری عادله خدا bible_en_fa And landing at Syracuse, we tarried there three days. که به هر کس برحسب اعمالش جزاخواهد داد: bible_en_fa And from thence we fetched a compass, and came to Rhegium: and after one day the south wind blew, and we came the next day to Puteoli: اما به آنانی که با صبر در اعمال نیکوطالب جلال و اکرام و بقایند، حیات جاودانی را؛ bible_en_fa Where we found brethren, and were desired to tarry with them seven days: and so we went toward Rome. و اما به اهل تعصب که اطاعت راستی نمی کنندبلکه مطیع ناراستی می‌باشند، خشم و غضب bible_en_fa And from thence, when the brethren heard of us, they came to meet us as far as Appiiforum, and The three taverns: whom when Paul saw, he thanked God, and took courage. وعذاب و ضیق بر هر نفس بشری که مرتکب بدی می‌شود، اول بر یهود و پس بر یونانی؛ bible_en_fa And when we came to Rome, the centurion delivered the prisoners to the captain of the guard: but Paul was suffered to dwell by himself with a soldier that kept him. لکن جلال و اکرام و سلامتی بر هر نیکوکار، نخست بریهود و بر یونانی نیز. bible_en_fa And it came to pass, that after three days Paul called the chief of the Jews together: and when they were come together, he said unto them, Men and brethren, though I have committed nothing against the people, or customs of our fathers, yet was I delivered prisoner from Jerusalem into the hands of the Romans. زیرا نزد خدا طرفداری نیست، bible_en_fa Who, when they had examined me, would have let me go, because there was no cause of death in me. زیراآنانی که بدون شریعت گناه کنند، بی‌شریعت نیزهلاک شوند و آنانی که با شریعت گناه کنند، ازشریعت بر ایشان حکم خواهد شد. bible_en_fa But when the Jews spake against it, I was constrained to appeal unto Caesar; not that I had ought to accuse my nation of. از آن جهت که شنوندگان شریعت در حضور خدا عادل نیستند بلکه کنندگان شریعت عادل شمرده خواهند شد. bible_en_fa For this cause therefore have I called for you, to see you, and to speak with you: because that for the hope of Israel I am bound with this chain. زیرا هرگاه امت هایی که شریعت ندارند کارهای شریعت را به طبیعت به‌جا آرند، اینان هرچند شریعت ندارند، برای خود شریعت هستند، bible_en_fa And they said unto him, We neither received letters out of Judaea concerning thee, neither any of the brethren that came shewed or spake any harm of thee. چونکه از ایشان ظاهر می‌شود که عمل شریعت بر دل ایشان مکتوب است و ضمیرایشان نیز گواهی می‌دهد و افکار ایشان با یکدیگریا مذمت می‌کنند یا عذر می‌آورند، bible_en_fa But we desire to hear of thee what thou thinkest: for as concerning this sect, we know that every where it is spoken against. در روزی که خدا رازهای مردم را داوری خواهد نمود به وساطت عیسی مسیح برحسب بشارت من. bible_en_fa And when they had appointed him a day, there came many to him into his lodging; to whom he expounded and testified the kingdom of God, persuading them concerning Jesus, both out of the law of Moses, and out of the prophets, from morning till evening. پس اگر تو مسمی به یهود هستی و برشریعت تکیه می‌کنی و به خدا فخر می‌نمایی، bible_en_fa And some believed the things which were spoken, and some believed not. و اراده او را می‌دانی و از شریعت تربیت یافته، چیزهای افضل را می‌گزینی، bible_en_fa And when they agreed not among themselves, they departed, after that Paul had spoken one word, Well spake the Holy Ghost by Esaias the prophet unto our fathers, و یقین داری که خود هادی کوران و نور ظلمتیان bible_en_fa Saying, Go unto this people, and say, Hearing ye shall hear, and shall not understand; and seeing ye shall see, and not perceive: و مودب جاهلان و معلم اطفال هستی و در شریعت صورت معرفت و راستی را داری، bible_en_fa For the heart of this people is waxed gross, and their ears are dull of hearing, and their eyes have they closed; lest they should see with their eyes, and hear with their ears, and understand with their heart, and should be converted, and I should heal them. پس‌ای کسی‌که دیگران را تعلیم می‌دهی، چرا خود رانمی آموزی؟ و وعظ می‌کنی که دزدی نباید کرد، آیا خود دزدی می‌کنی؟ bible_en_fa Be it known therefore unto you, that the salvation of God is sent unto the Gentiles, and that they will hear it. و از زنا کردن نهی می‌کنی، آیا خود زانی نیستی؟ و از بتها نفرت داری، آیا خود معبدها را غارت نمی کنی؟ bible_en_fa And when he had said these words, the Jews departed, and had great reasoning among themselves. و به شریعت فخر می‌کنی، آیا به تجاوز از شریعت خدا را اهانت نمی کنی؟ bible_en_fa And Paul dwelt two whole years in his own hired house, and received all that came in unto him, زیرا که به‌سبب شمادر میان امت‌ها اسم خدا را کفر می‌گویند، چنانکه مکتوب است. bible_en_fa Preaching the kingdom of God, and teaching those things which concern the Lord Jesus Christ, with all confidence, no man forbidding him. زیرا ختنه سودمند است هرگاه به شریعت عمل نمایی. اما اگر از شریعت تجاوزنمایی، ختنه تو نامختونی گشته است. bible_en_fa Paul, a servant of Jesus Christ, called to be an apostle, separated unto the gospel of God, پس اگرنامختونی، احکام شریعت را نگاه دارد، آیانامختونی او ختنه شمرده نمی شود؟ bible_en_fa (Which he had promised afore by his prophets in the holy scriptures,) ونامختونی طبیعی هرگاه شریعت را به‌جا آرد، حکم خواهد کرد بر تو که با وجود کتب و ختنه ازشریعت تجاوز می‌کنی. bible_en_fa Concerning his Son Jesus Christ our Lord, which was made of the seed of David according to the flesh; زیرا آنکه در ظاهراست، یهودی نیست و آنچه در ظاهر در جسم است، ختنه نی.بلکه یهود آن است که در باطن باشد و ختنه آنکه قلبی باشد، در روح نه در حرف که مدح آن نه از انسان بلکه از خداست. bible_en_fa And declared to be the Son of God with power, according to the spirit of holiness, by the resurrection from the dead: بلکه یهود آن است که در باطن باشد و ختنه آنکه قلبی باشد، در روح نه در حرف که مدح آن نه از انسان بلکه از خداست. bible_en_fa By whom we have received grace and apostleship, for obedience to the faith among all nations, for his name: پس برتری یهود چیست؟ و یا از ختنه چه فایده؟ bible_en_fa Among whom are ye also the called of Jesus Christ: بسیار از هر جهت؛ اول آنکه بدیشان کلام خدا امانت داده شده است. bible_en_fa To all that be in Rome, beloved of God, called to be saints: Grace to you and peace from God our Father, and the Lord Jesus Christ. زیرا که چه بگوییم اگر بعضی ایمان نداشتند؟ آیابی ایمانی‌ایشان امانت خدا را باطل می‌سازد؟ bible_en_fa First, I thank my God through Jesus Christ for you all, that your faith is spoken of throughout the whole world. حاشا! بلکه خدا راستگو باشد و هر انسان دروغگو، چنانکه مکتوب است: «تا اینکه درسخنان خود مصدق شوی و در داوری خودغالب آیی.» bible_en_fa For God is my witness, whom I serve with my spirit in the gospel of his Son, that without ceasing I make mention of you always in my prayers; لکن اگر ناراستی ما عدالت خدا را ثابت می‌کند، چه گوییم؟ آیا خدا ظالم است وقتی که غضب می‌نماید؟ بطور انسان سخن می‌گویم. bible_en_fa Making request, if by any means now at length I might have a prosperous journey by the will of God to come unto you. حاشا! در این صورت خدا چگونه عالم راداوری خواهد کرد؟ bible_en_fa For I long to see you, that I may impart unto you some spiritual gift, to the end ye may be established; زیرا اگر به دروغ من، راستی خدا برای جلال او افزون شود، پس چرا برمن نیز چون گناهکار حکم شود؟ bible_en_fa That is, that I may be comforted together with you by the mutual faith both of you and me. و چرا نگوییم، چنانکه بعضی بر ما افترا می‌زنند و گمان می‌برندکه ما چنین می‌گوییم، بدی بکنیم تا نیکویی حاصل شود؟ که قصاص ایشان به انصاف است. bible_en_fa Now I would not have you ignorant, brethren, that oftentimes I purposed to come unto you, (but was let hitherto,) that I might have some fruit among you also, even as among other Gentiles. پس چه گوییم؟ آیا برتری داریم؟ نه به هیچ وجه! زیرا پیش ادعا وارد آوردیم که یهود ویونانیان هر دو به گناه گرفتارند. bible_en_fa I am debtor both to the Greeks, and to the Barbarians; both to the wise, and to the unwise. چنانکه مکتوب است که «کسی عادل نیست، یکی هم نی. bible_en_fa So, as much as in me is, I am ready to preach the gospel to you that are at Rome also. کسی فهیم نیست، کسی طالب خدا نیست. bible_en_fa For I am not ashamed of the gospel of Christ: for it is the power of God unto salvation to every one that believeth; to the Jew first, and also to the Greek. همه گمراه و جمیع باطل گردیده‌اند. نیکوکاری نیست یکی هم نی. bible_en_fa For therein is the righteousness of God revealed from faith to faith: as it is written, The just shall live by faith. گلوی ایشان گور گشاده است و به زبانهای خود فریب می‌دهند. زهر مار در زیر لب ایشان است، bible_en_fa For the wrath of God is revealed from heaven against all ungodliness and unrighteousness of men, who hold the truth in unrighteousness; ودهان ایشان پر از لعنت و تلخی است. bible_en_fa Because that which may be known of God is manifest in them; for God hath shewed it unto them. پایهای ایشان برای خون ریختن شتابان است. bible_en_fa For the invisible things of him from the creation of the world are clearly seen, being understood by the things that are made, even his eternal power and Godhead; so that they are without excuse: هلاکت و پریشانی در طریقهای ایشان است، bible_en_fa Because that, when they knew God, they glorified him not as God, neither were thankful; but became vain in their imaginations, and their foolish heart was darkened. و طریق سلامتی را ندانسته‌اند. bible_en_fa Professing themselves to be wise, they became fools, خدا ترسی درچشمانشان نیست.» bible_en_fa And changed the glory of the uncorruptible God into an image made like to corruptible man, and to birds, and fourfooted beasts, and creeping things. الان آگاه هستیم که آنچه شریعت می‌گوید، به اهل شریعت خطاب می‌کند تا هر دهانی بسته شود و تمام عالم زیر قصاص خدا آیند. bible_en_fa Wherefore God also gave them up to uncleanness through the lusts of their own hearts, to dishonour their own bodies between themselves: ازآنجا که به اعمال شریعت هیچ بشری در حضوراو عادل شمرده نخواهد شد، چونکه از شریعت دانستن گناه است. bible_en_fa Who changed the truth of God into a lie, and worshipped and served the creature more than the Creator, who is blessed for ever. Amen. لکن الحال بدون شریعت، عدالت خداظاهر شده است، چنانکه تورات و انبیا بر آن شهادت می‌دهند؛ bible_en_fa For this cause God gave them up unto vile affections: for even their women did change the natural use into that which is against nature: یعنی عدالت خدا که بوسیله ایمان به عیسی مسیح است، به همه و کل آنانی که ایمان آورند. زیرا که هیچ تفاوتی نیست، bible_en_fa And likewise also the men, leaving the natural use of the woman, burned in their lust one toward another; men with men working that which is unseemly, and receiving in themselves that recompence of their error which was meet. زیراهمه گناه کرده‌اند واز جلال خدا قاصر می‌باشند، bible_en_fa And even as they did not like to retain God in their knowledge, God gave them over to a reprobate mind, to do those things which are not convenient; و به فیض او مجان عادل شمرده می‌شوند به وساطت آن فدیه‌ای که در عیسی مسیح است. bible_en_fa Being filled with all unrighteousness, fornication, wickedness, covetousness, maliciousness; full of envy, murder, debate, deceit, malignity; whisperers, که خدا او را از قبل معین کرد تا کفاره باشد به واسطه ایمان به وسیله خون او تا آنکه عدالت خود را ظاهر سازد، به‌سبب فرو گذاشتن خطایای سابق در حین تحمل خدا، bible_en_fa Backbiters, haters of God, despiteful, proud, boasters, inventors of evil things, disobedient to parents, برای اظهار عدالت خود در زمان حاضر، تا او عادل شود و عادل شمارد هرکسی را که به عیسی ایمان آورد. bible_en_fa Without understanding, covenantbreakers, without natural affection, implacable, unmerciful: پس جای فخر کجا است؟ برداشته شده است! به کدام شریعت؟ آیا به شریعت اعمال؟ نی بلکه به شریعت ایمان. bible_en_fa Who knowing the judgment of God, that they which commit such things are worthy of death, not only do the same, but have pleasure in them that do them. زیرا یقین می‌دانیم که انسان بدون اعمال شریعت، محض ایمان عادل شمرده می‌شود. bible_en_fa Therefore thou art inexcusable, O man, whosoever thou art that judgest: for wherein thou judgest another, thou condemnest thyself; for thou that judgest doest the same things. آیا او خدای یهود است فقط؟ مگر خدای امت‌ها هم نیست؟ البته خدای امت‌ها نیز است. bible_en_fa But we are sure that the judgment of God is according to truth against them which commit such things. زیرا واحد است خدایی که اهل ختنه را از ایمان، و نامختونان را به ایمان عادل خواهد شمرد.پس آیا شریعت را به ایمان باطل می‌سازیم؟ حاشا! بلکه شریعت رااستوار می‌داریم. bible_en_fa And thinkest thou this, O man, that judgest them which do such things, and doest the same, that thou shalt escape the judgment of God? پس آیا شریعت را به ایمان باطل می‌سازیم؟ حاشا! بلکه شریعت رااستوار می‌داریم. bible_en_fa Or despisest thou the riches of his goodness and forbearance and longsuffering; not knowing that the goodness of God leadeth thee to repentance? پس چه چیز را بگوییم که پدر ما ابراهیم بحسب جسم یافت؟ bible_en_fa But after thy hardness and impenitent heart treasurest up unto thyself wrath against the day of wrath and revelation of the righteous judgment of God; زیرا اگر ابراهیم به اعمال عادل شمرده شد، جای فخر دارد اما نه درنزد خدا. bible_en_fa Who will render to every man according to his deeds: زیرا کتاب چه می‌گوید؟ «ابراهیم به خدا ایمان آورد و آن برای او عدالت محسوب شد.» bible_en_fa To them who by patient continuance in well doing seek for glory and honour and immortality, eternal life: لکن برای کسی‌که عمل می‌کند، مزدش نه ازراه فیض بلکه از راه طلب محسوب می‌شود. bible_en_fa But unto them that are contentious, and do not obey the truth, but obey unrighteousness, indignation and wrath, واما کسی‌که عمل نکند، بلکه ایمان آورد به او که بی‌دینان را عادل می‌شمارد، ایمان او عدالت محسوب می‌شود. bible_en_fa Tribulation and anguish, upon every soul of man that doeth evil, of the Jew first, and also of the Gentile; چنانکه داود نیز خوش حالی آن کس را ذکر می‌کند که خدا برای او عدالت محسوب می‌دارد، بدون اعمال: bible_en_fa But glory, honour, and peace, to every man that worketh good, to the Jew first, and also to the Gentile: «خوشابحال کسانی که خطایای ایشان آمرزیده شد وگناهانشان مستور گردید؛ bible_en_fa For there is no respect of persons with God. خوشابحال کسی‌که خداوند گناه را به وی محسوب نفرماید.» bible_en_fa For as many as have sinned without law shall also perish without law: and as many as have sinned in the law shall be judged by the law; پس آیا این خوشحالی بر اهل ختنه گفته شدیا برای نامختونان نیز؟ زیرا می‌گوییم ایمان ابراهیم به عدالت محسوب گشت. bible_en_fa (For not the hearers of the law are just before God, but the doers of the law shall be justified. پس در چه حالت محسوب شد، وقتی که او در ختنه بود یادر نامختونی؟ در ختنه نی، بلکه در نامختونی؛ bible_en_fa For when the Gentiles, which have not the law, do by nature the things contained in the law, these, having not the law, are a law unto themselves: و علامت ختنه را یافت تا مهر باشد بر آن عدالت ایمانی که در نامختونی داشت، تا او همه نامختونان را که ایمان آورند پدر باشد تا عدالت برای ایشان هم محسوب شود؛ bible_en_fa Which shew the work of the law written in their hearts, their conscience also bearing witness, and their thoughts the mean while accusing or else excusing one another;) و پدر اهل ختنه نیز یعنی آنانی را که نه فقط مختونند بلکه سالک هم می‌باشند بر آثار ایمانی که پدر ماابراهیم در نامختونی داشت. bible_en_fa In the day when God shall judge the secrets of men by Jesus Christ according to my gospel. زیرا به ابراهیم و ذریت او، وعده‌ای که اووارث جهان خواهد بود، از جهت شریعت داده نشد بلکه از عدالت ایمان. bible_en_fa Behold, thou art called a Jew, and restest in the law, and makest thy boast of God, زیرا اگر اهل شریعت وارث باشند، ایمان عاطل شد و وعده باطل. bible_en_fa And knowest his will, and approvest the things that are more excellent, being instructed out of the law; زیرا که شریعت باعث غضب است، زیرا جایی که شریعت نیست تجاوز هم نیست. bible_en_fa And art confident that thou thyself art a guide of the blind, a light of them which are in darkness, و ازاین جهت از ایمان شد تا محض فیض باشد تاوعده برای همگی ذریت استوار شود نه مختص به ذریت شرعی بلکه به ذریت ایمانی ابراهیم نیزکه پدر جمیع ما است، bible_en_fa An instructor of the foolish, a teacher of babes, which hast the form of knowledge and of the truth in the law. (چنانکه مکتوب است که تو را پدر امت های بسیار ساخته‌ام )، در حضورآن خدایی که به او ایمان آورد که مردگان را زنده می‌کند و ناموجودات را به وجود می‌خواند؛ bible_en_fa Thou therefore which teachest another, teachest thou not thyself? thou that preachest a man should not steal, dost thou steal? که او در ناامیدی به امید ایمان آورد تا پدرامت های بسیار شود، برحسب آنچه گفته شد که «ذریت تو چنین خواهند بود.» bible_en_fa Thou that sayest a man should not commit adultery, dost thou commit adultery? thou that abhorrest idols, dost thou commit sacrilege? و در ایمان کم قوت نشده، نظر کرد به بدن خود که در آن وقت مرده بود، چونکه قریب به صد ساله بود و به رحم مرده ساره. bible_en_fa Thou that makest thy boast of the law, through breaking the law dishonourest thou God? و در وعده خدا از بی‌ایمانی شک ننمود، بلکه قوی الایمان گشته، خدا را تمجیدنمود، bible_en_fa For the name of God is blasphemed among the Gentiles through you, as it is written. و یقین دانست که به وفای وعده خود نیزقادر است. bible_en_fa For circumcision verily profiteth, if thou keep the law: but if thou be a breaker of the law, thy circumcision is made uncircumcision. و از این جهت برای او عدالت محسوب شد. bible_en_fa Therefore if the uncircumcision keep the righteousness of the law, shall not his uncircumcision be counted for circumcision? ولکن اینکه برای وی محسوب شد، نه برای او فقط نوشته شد، bible_en_fa And shall not uncircumcision which is by nature, if it fulfil the law, judge thee, who by the letter and circumcision dost transgress the law? بلکه برای ما نیزکه به ما محسوب خواهد شد، چون ایمان آوریم به او که خداوند ما عیسی را از مردگان برخیزانید،که به‌سبب گناهان ما تسلیم گردید و به‌سبب عادل شدن ما برخیزانیده شد. bible_en_fa For he is not a Jew, which is one outwardly; neither is that circumcision, which is outward in the flesh: که به‌سبب گناهان ما تسلیم گردید و به‌سبب عادل شدن ما برخیزانیده شد. bible_en_fa But he is a Jew, which is one inwardly; and circumcision is that of the heart, in the spirit, and not in the letter; whose praise is not of men, but of God. پس چونکه به ایمان عادل شمرده شدیم، نزد خدا سلامتی داریم بوساطت خداوندما عیسی مسیح، bible_en_fa What advantage then hath the Jew? or what profit is there of circumcision? که به وساطت او دخول نیزیافته‌ایم بوسیله ایمان در آن فیضی که در آن پایداریم و به امید جلال خدا فخر می‌نماییم. bible_en_fa Much every way: chiefly, because that unto them were committed the oracles of God. ونه این تنها بلکه در مصیبتها هم فخر می‌کنیم، چونکه می‌دانیم که مصیبت صبر را پیدا می‌کند، bible_en_fa For what if some did not believe? shall their unbelief make the faith of God without effect? و صبر امتحان را و امتحان امید را. bible_en_fa God forbid: yea, let God be true, but every man a liar; as it is written, That thou mightest be justified in thy sayings, and mightest overcome when thou art judged. و امید باعث شرمساری نمی شود زیرا که محبت خدا دردلهای ما به روح‌القدس که به ما عطا شد ریخته شده است. bible_en_fa But if our unrighteousness commend the righteousness of God, what shall we say? Is God unrighteous who taketh vengeance? (I speak as a man) زیرا هنگامی که ما هنوز ضعیف بودیم، در زمان معین، مسیح برای بیدینان وفات یافت. bible_en_fa God forbid: for then how shall God judge the world? زیرا بعید است که برای شخص عادل کسی بمیرد، هرچند در راه مرد نیکو ممکن است کسی نیز جرات کند که بمیرد. bible_en_fa For if the truth of God hath more abounded through my lie unto his glory; why yet am I also judged as a sinner? لکن خدا محبت خود را در ما ثابت می‌کند از اینکه هنگامی که ماهنوز گناهکار بودیم، مسیح در راه ما مرد. bible_en_fa And not rather, (as we be slanderously reported, and as some affirm that we say,) Let us do evil, that good may come? whose damnation is just. پس چقدر بیشتر الان که به خون او عادل شمرده شدیم، بوسیله او از غضب نجات خواهیم یافت. bible_en_fa What then? are we better than they? No, in no wise: for we have before proved both Jews and Gentiles, that they are all under sin; زیرا اگر در حالتی که دشمن بودیم، بوساطت مرگ پسرش با خدا صلح داده شدیم، پس چقدربیشتر بعد از صلح یافتن بوساطت حیات او نجات خواهیم یافت. bible_en_fa As it is written, There is none righteous, no, not one: و نه همین فقط بلکه در خدا هم فخر می‌کنیم بوسیله خداوند ما عیسی مسیح که بوساطت او الان صلح یافته‌ایم. bible_en_fa There is none that understandeth, there is none that seeketh after God. لهذا همچنان‌که بوساطت یک آدم گناه داخل جهان گردید و به گناه موت؛ و به اینگونه موت بر همه مردم طاری گشت، از آنجا که همه گناه کردند. bible_en_fa They are all gone out of the way, they are together become unprofitable; there is none that doeth good, no, not one. زیرا قبل از شریعت، گناه در جهان می‌بود، لکن گناه محسوب نمی شود در جایی که شریعت نیست. bible_en_fa Their throat is an open sepulchre; with their tongues they have used deceit; the poison of asps is under their lips: بلکه از آدم تا موسی موت تسلط می‌داشت بر آنانی نیز که بر مثال تجاوز آدم که نمونه آن آینده است، گناه نکرده بودند. bible_en_fa Whose mouth is full of cursing and bitterness: و نه‌چنانکه خطا بود، همچنان نعمت نیز باشد. زیرااگر به خطای یک شخص بسیاری مردند، چقدرزیاده فیض خدا و آن بخششی که به فیض یک انسان، یعنی عیسی مسیح است، برای بسیاری افزون گردید. bible_en_fa Their feet are swift to shed blood: و نه اینکه مثل آنچه از یک گناهکار سر زد، همچنان بخشش باشد؛ زیراحکم شد از یک برای قصاص لکن نعمت ازخطایای بسیار برای عدالت رسید. bible_en_fa Destruction and misery are in their ways: زیرا اگر به‌سبب خطای یک نفر و بواسطه آن یک موت سلطنت کرد، چقدر بیشتر آنانی که افزونی فیض و بخشش عدالت را می‌پذیرند، در حیات سلطنت خواهند کرد بوسیله یک یعنی عیسی مسیح. bible_en_fa And the way of peace have they not known: پس همچنان‌که به یک خطا حکم شد برجمیع مردمان برای قصاص، همچنین به یک عمل صالح بخشش شد بر جمیع مردمان برای عدالت حیات. bible_en_fa There is no fear of God before their eyes. زیرا به همین قسمی که ازنافرمانی یک شخص بسیاری گناهکار شدند، همچنین نیز به اطاعت یک شخص بسیاری عادل خواهند گردید. bible_en_fa Now we know that what things soever the law saith, it saith to them who are under the law: that every mouth may be stopped, and all the world may become guilty before God. اما شریعت در میان آمد تاخطا زیاده شود. لکن جایی که گناه زیاده گشت، فیض بینهایت افزون گردید.تا آنکه چنانکه گناه در موت سلطنت کرد، همچنین فیض نیزسلطنت نماید به عدالت برای حیات جاودانی بوساطت خداوند ما عیسی مسیح. bible_en_fa Therefore by the deeds of the law there shall no flesh be justified in his sight: for by the law is the knowledge of sin. تا آنکه چنانکه گناه در موت سلطنت کرد، همچنین فیض نیزسلطنت نماید به عدالت برای حیات جاودانی بوساطت خداوند ما عیسی مسیح. bible_en_fa But now the righteousness of God without the law is manifested, being witnessed by the law and the prophets; پس چه گوییم؟ آیا در گناه بمانیم تا فیض افزون گردد؟ bible_en_fa Even the righteousness of God which is by faith of Jesus Christ unto all and upon all them that believe: for there is no difference: حاشا! مایانی که از گناه مردیم، چگونه دیگر در آن زیست کنیم؟ bible_en_fa For all have sinned, and come short of the glory of God; یانمی دانید که جمیع ما که در مسیح عیسی تعمیدیافتیم، در موت او تعمید یافتیم؟ bible_en_fa Being justified freely by his grace through the redemption that is in Christ Jesus: پس چونکه در موت او تعمید یافتیم، با او دفن شدیم تا آنکه به همین قسمی که مسیح به جلال پدر از مردگان برخاست، ما نیز در تازگی حیات رفتار نماییم. bible_en_fa Whom God hath set forth to be a propitiation through faith in his blood, to declare his righteousness for the remission of sins that are past, through the forbearance of God; زیرا اگر بر مثال موت او متحد گشتیم، هرآینه در قیامت وی نیز چنین خواهیم شد. bible_en_fa To declare, I say, at this time his righteousness: that he might be just, and the justifier of him which believeth in Jesus. زیرا این رامی دانیم که انسانیت کهنه ما با او مصلوب شد تاجسد گناه معدوم گشته، دیگر گناه را بندگی نکنیم. bible_en_fa Where is boasting then? It is excluded. By what law? of works? Nay: but by the law of faith. زیرا هر‌که مرد، از گناه مبرا شده است. bible_en_fa Therefore we conclude that a man is justified by faith without the deeds of the law. پس هرگاه با مسیح مردیم، یقین می‌دانیم که با اوزیست هم خواهیم کرد. bible_en_fa Is he the God of the Jews only? is he not also of the Gentiles? Yes, of the Gentiles also: زیرا می‌دانیم که چون مسیح از مردگان برخاست، دیگر نمی میرد و بعداز این موت بر او تسلطی ندارد. bible_en_fa Seeing it is one God, which shall justify the circumcision by faith, and uncircumcision through faith. زیرا به آنچه مرد یک مرتبه برای گناه مرد و به آنچه زندگی می‌کند، برای خدا زیست می‌کند. bible_en_fa Do we then make void the law through faith? God forbid: yea, we establish the law. همچنین شما نیز خود را برای گناه مرده انگارید، اما برای خدا در مسیح عیسی زنده. bible_en_fa What shall we say then that Abraham our father, as pertaining to the flesh, hath found? پس گناه در جسم فانی شما حکمرانی نکند تا هوسهای آن را اطاعت نمایید، bible_en_fa For if Abraham were justified by works, he hath whereof to glory; but not before God. واعضای خود را به گناه مسپارید تا آلات ناراستی شوند، بلکه خود را از مردگان زنده شده به خداتسلیم کنید و اعضای خود را تا آلات عدالت برای خدا باشند. bible_en_fa For what saith the scripture? Abraham believed God, and it was counted unto him for righteousness. زیرا گناه بر شما سلطنت نخواهد کرد، چونکه زیر شریعت نیستید بلکه زیرفیض. bible_en_fa Now to him that worketh is the reward not reckoned of grace, but of debt. پس چه گوییم؟ آیا گناه بکنیم از آنرو که زیر شریعت نیستیم بلکه زیر فیض؟ حاشا! bible_en_fa But to him that worketh not, but believeth on him that justifieth the ungodly, his faith is counted for righteousness. آیانمی دانید که اگر خویشتن را به بندگی کسی تسلیم کرده، او را اطاعت نمایید، شما آنکس را که او رااطاعت می‌کنید بنده هستید، خواه گناه را برای مرگ، خواه اطاعت را برای عدالت. bible_en_fa Even as David also describeth the blessedness of the man, unto whom God imputeth righteousness without works, اما شکرخدا را که هرچند غلامان گناه می‌بودید، لیکن الان از دل، مطیع آن صورت تعلیم گردیده‌اید که به آن سپرده شده‌اید. bible_en_fa Saying, Blessed are they whose iniquities are forgiven, and whose sins are covered. و از گناه آزاد شده، غلامان عدالت گشته‌اید. bible_en_fa Blessed is the man to whom the Lord will not impute sin. بطور انسان، به‌سبب ضعف جسم شما سخن می‌گویم، زیرا همچنان‌که اعضای خود را بندگی نجاست و گناه برای گناه سپردید، همچنین الان نیز اعضای خود را به بندگی عدالت برای قدوسیت بسپارید. bible_en_fa Cometh this blessedness then upon the circumcision only, or upon the uncircumcision also? for we say that faith was reckoned to Abraham for righteousness. زیراهنگامی که غلامان گناه می‌بودید از عدالت آزادمی بودید. bible_en_fa How was it then reckoned? when he was in circumcision, or in uncircumcision? Not in circumcision, but in uncircumcision. پس آن وقت چه ثمر داشتید از آن کارهایی که الان از آنها شرمنده‌اید که انجام آنهاموت است؟ bible_en_fa And he received the sign of circumcision, a seal of the righteousness of the faith which he had yet being uncircumcised: that he might be the father of all them that believe, though they be not circumcised; that righteousness might be imputed unto them also: اما الحال چونکه از گناه آزاد شده و غلامان خدا گشته‌اید، ثمر خود را برای قدوسیت می‌آورید که عاقبت آن، حیات جاودانی است.زیرا که مزد گناه موت است، اما نعمت خدا حیات جاودانی در خداوند ماعیسی مسیح. bible_en_fa And the father of circumcision to them who are not of the circumcision only, but who also walk in the steps of that faith of our father Abraham, which he had being yet uncircumcised. زیرا که مزد گناه موت است، اما نعمت خدا حیات جاودانی در خداوند ماعیسی مسیح. bible_en_fa For the promise, that he should be the heir of the world, was not to Abraham, or to his seed, through the law, but through the righteousness of faith. ای برادران آیا نمی دانید (زیرا که با عارفین شریعت سخن می‌گویم ) که مادامی که انسان زنده است، شریعت بر وی حکمرانی دارد؟ bible_en_fa For if they which are of the law be heirs, faith is made void, and the promise made of none effect: زیرا زن منکوحه برحسب شریعت به شوهرزنده بسته است، اما هرگاه شوهرش بمیرد، ازشریعت شوهرش آزاد شود. bible_en_fa Because the law worketh wrath: for where no law is, there is no transgression. پس مادامی که شوهرش حیات دارد، اگر به مرد دیگر پیوندد، زانیه خوانده می‌شود. لکن هرگاه شوهرش بمیرد، از آن شریعت آزاد است که اگر به شوهری دیگرداده شود، زانیه نباشد. bible_en_fa Therefore it is of faith, that it might be by grace; to the end the promise might be sure to all the seed; not to that only which is of the law, but to that also which is of the faith of Abraham; who is the father of us all, بنابراین، ای برادران من، شما نیز بوساطت جسد مسیح برای شریعت مرده شدید تا خود رابه دیگری پیوندید، یعنی با او که از مردگان برخاست، تا بجهت خدا ثمر آوریم. bible_en_fa (As it is written, I have made thee a father of many nations,) before him whom he believed, even God, who quickeneth the dead, and calleth those things which be not as though they were. زیرا وقتی که در جسم بودیم، هوسهای گناهانی که ازشریعت بود، در اعضای ما عمل می‌کرد تا بجهت موت ثمر آوریم. bible_en_fa Who against hope believed in hope, that he might become the father of many nations; according to that which was spoken, So shall thy seed be. اما الحال چون برای آن چیزی که در آن بسته بودیم مردیم، از شریعت آزاد شدیم، بحدی که در تازگی روح بندگی می‌کنیم نه در کهنگی حرف. bible_en_fa And being not weak in faith, he considered not his own body now dead, when he was about an hundred years old, neither yet the deadness of Sara's womb: پس چه گوییم؟ آیا شریعت گناه است؟ حاشا! بلکه گناه را جز به شریعت ندانستیم. زیراکه شهوت را نمی دانستم، اگر شریعت نمی گفت که طمع مورز. bible_en_fa He staggered not at the promise of God through unbelief; but was strong in faith, giving glory to God; لکن گناه از حکم فرصت جسته، هر قسم طمع را در من پدید آورد، زیرا بدون شریعت گناه مرده است. bible_en_fa And being fully persuaded that, what he had promised, he was able also to perform. و من از قبل بدون شریعت زنده می‌بودم؛ لکن چون حکم آمد، گناه زنده گشت و من مردم. bible_en_fa And therefore it was imputed to him for righteousness. و آن حکمی که برای حیات بود، همان مرا باعث موت گردید. bible_en_fa Now it was not written for his sake alone, that it was imputed to him; زیراگناه از حکم فرصت یافته، مرا فریب داد و به آن مرا کشت. bible_en_fa But for us also, to whom it shall be imputed, if we believe on him that raised up Jesus our Lord from the dead; خلاصه شریعت مقدس است و حکم مقدس و عادل و نیکو. bible_en_fa Who was delivered for our offences, and was raised again for our justification. پس آیا نیکویی برای من موت گردید؟ حاشا! بلکه گناه، تا گناه بودنش ظاهر شود. بوسیله نیکویی برای من باعث مرگ شد تا آنکه گناه به‌سبب حکم بغایت خبیث شود. bible_en_fa Therefore being justified by faith, we have peace with God through our Lord Jesus Christ: زیرا می‌دانیم که شریعت روحانی است، لکن من جسمانی و زیر گناه فروخته شده هستم، bible_en_fa By whom also we have access by faith into this grace wherein we stand, and rejoice in hope of the glory of God. که آنچه می‌کنم نمی دانم زیرا آنچه می‌خواهم نمی کنم بلکه کاری را که از آن نفرت دارم بجامی آورم. bible_en_fa And not only so, but we glory in tribulations also: knowing that tribulation worketh patience; پس هرگاه کاری را که نمی خواهم به‌جا می‌آورم، شریعت را تصدیق می‌کنم که نیکوست. bible_en_fa And patience, experience; and experience, hope: و الحال من دیگر فاعل آن نیستم بلکه آن گناهی که در من ساکن است. bible_en_fa And hope maketh not ashamed; because the love of God is shed abroad in our hearts by the Holy Ghost which is given unto us. زیرامی دانم که در من یعنی در جسدم هیچ نیکویی ساکن نیست، زیرا که اراده در من حاضر است اماصورت نیکو کردن نی. bible_en_fa For when we were yet without strength, in due time Christ died for the ungodly. زیرا آن نیکویی را که می‌خواهم نمی کنم، بلکه بدی را که نمی خواهم می‌کنم. bible_en_fa For scarcely for a righteous man will one die: yet peradventure for a good man some would even dare to die. پس چون آنچه را نمی خواهم می‌کنم، من دیگر فاعل آن نیستم بلکه گناه که در من ساکن است. bible_en_fa But God commendeth his love toward us, in that, while we were yet sinners, Christ died for us. لهذا این شریعت را می‌یابم که وقتی که می‌خواهم نیکویی کنم بدی نزد من حاضر است. bible_en_fa Much more then, being now justified by his blood, we shall be saved from wrath through him. زیرا برحسب انسانیت باطنی به شریعت خداخشنودم. bible_en_fa For if, when we were enemies, we were reconciled to God by the death of his Son, much more, being reconciled, we shall be saved by his life. لکن شریعتی دیگر در اعضای خودمی بینم که با شریعت ذهن من منازعه می‌کند و مرااسیر می‌سازد به آن شریعت گناه که در اعضای من است. bible_en_fa And not only so, but we also joy in God through our Lord Jesus Christ, by whom we have now received the atonement. وای بر من که مرد شقی‌ای هستم! کیست که مرا از جسم این موت رهایی بخشد؟خدا راشکر می‌کنم بوساطت خداوند ما عیسی مسیح. خلاصه اینکه من به ذهن خود شریعت خدا رابندگی می‌کنم و اما به جسم خود شریعت گناه را. bible_en_fa Wherefore, as by one man sin entered into the world, and death by sin; and so death passed upon all men, for that all have sinned: خدا راشکر می‌کنم بوساطت خداوند ما عیسی مسیح. خلاصه اینکه من به ذهن خود شریعت خدا رابندگی می‌کنم و اما به جسم خود شریعت گناه را. bible_en_fa (For until the law sin was in the world: but sin is not imputed when there is no law. پس هیچ قصاص نیست بر آنانی که درمسیح عیسی هستند. bible_en_fa Nevertheless death reigned from Adam to Moses, even over them that had not sinned after the similitude of Adam's transgression, who is the figure of him that was to come. زیرا که شریعت روح حیات در مسیح عیسی مرا از شریعت گناه وموت آزاد گردانید. bible_en_fa But not as the offence, so also is the free gift. For if through the offence of one many be dead, much more the grace of God, and the gift by grace, which is by one man, Jesus Christ, hath abounded unto many. زیرا آنچه از شریعت محال بود، چونکه به‌سبب جسم ضعیف بود، خدا پسرخود را در شبیه جسم گناه و برای گناه فرستاده، برگناه در جسم فتوا داد، bible_en_fa And not as it was by one that sinned, so is the gift: for the judgment was by one to condemnation, but the free gift is of many offences unto justification. تا عدالت شریعت کامل گردد در مایانی که نه بحسب جسم بلکه برحسب روح رفتار می‌کنیم. bible_en_fa For if by one man's offence death reigned by one; much more they which receive abundance of grace and of the gift of righteousness shall reign in life by one, Jesus Christ.) زیرا آنانی که برحسب جسم هستند، درچیزهای جسم تفکر می‌کنند و اما آنانی که برحسب روح هستند در چیزهای روح. bible_en_fa Therefore as by the offence of one judgment came upon all men to condemnation; even so by the righteousness of one the free gift came upon all men unto justification of life. از آن جهت که تفکر جسم موت است، لکن تفکر روح حیات و سلامتی است. bible_en_fa For as by one man's disobedience many were made sinners, so by the obedience of one shall many be made righteous. زانرو که تفکر جسم دشمنی خدا است، چونکه شریعت خدا رااطاعت نمی کند، زیرا نمی تواند هم بکند. bible_en_fa Moreover the law entered, that the offence might abound. But where sin abounded, grace did much more abound: وکسانی که جسمانی هستند، نمی توانند خدا راخشنود سازند. bible_en_fa That as sin hath reigned unto death, even so might grace reign through righteousness unto eternal life by Jesus Christ our Lord. لکن شما در جسم نیستید بلکه در روح، هرگاه روح خدا در شما ساکن باشد؛ وهرگاه کسی روح مسیح را ندارد وی از آن اونیست. bible_en_fa What shall we say then? Shall we continue in sin, that grace may abound? و اگر مسیح در شما است، جسم به‌سبب گناه مرده است و اما روح، به‌سبب عدالت، حیات‌است. bible_en_fa God forbid. How shall we, that are dead to sin, live any longer therein? و اگر روح او که عیسی را ازمردگان برخیزانید در شما ساکن باشد، او که مسیح را از مردگان برخیزانید، بدنهای فانی شمارا نیز زنده خواهد ساخت به روح خود که در شماساکن است. bible_en_fa Know ye not, that so many of us as were baptized into Jesus Christ were baptized into his death? بنابراین‌ای برادران، مدیون جسم نیستیم تابرحسب جسم زیست نماییم. bible_en_fa Therefore we are buried with him by baptism into death: that like as Christ was raised up from the dead by the glory of the Father, even so we also should walk in newness of life. زیرا اگربرحسب جسم زیست کنید، هرآینه خواهید مرد. لکن اگر افعال بدن را بوسیله روح بکشید، همانا خواهید زیست. bible_en_fa For if we have been planted together in the likeness of his death, we shall be also in the likeness of his resurrection: زیرا همه کسانی که از روح خدا هدایت می‌شوند، ایشان پسران خدایند. bible_en_fa Knowing this, that our old man is crucified with him, that the body of sin might be destroyed, that henceforth we should not serve sin. از آنرو که روح بندگی را نیافته‌اید تا باز ترسان شوید بلکه روح پسر‌خواندگی را یافته‌اید که به آن ابا یعنی‌ای پدر ندا می‌کنیم. bible_en_fa For he that is dead is freed from sin. همان روح برروحهای ما شهادت می‌دهد که فرزندان خداهستیم. bible_en_fa Now if we be dead with Christ, we believe that we shall also live with him: و هرگاه فرزندانیم، وارثان هم هستیم یعنی ورثه خدا و هم‌ارث با مسیح، اگر شریک مصیبتهای او هستیم تا در جلال وی نیز شریک باشیم. bible_en_fa Knowing that Christ being raised from the dead dieth no more; death hath no more dominion over him. زیرا یقین می‌دانم که دردهای زمان حاضرنسبت به آن جلالی که در ما ظاهر خواهد شد هیچ است. bible_en_fa For in that he died, he died unto sin once: but in that he liveth, he liveth unto God. زیرا که انتظار خلقت، منتظر ظهورپسران خدا می‌باشد، bible_en_fa Likewise reckon ye also yourselves to be dead indeed unto sin, but alive unto God through Jesus Christ our Lord. زیرا خلقت، مطیع بطالت شد، نه به اراده خود، بلکه بخاطر او که آن را مطیع گردانید، bible_en_fa Let not sin therefore reign in your mortal body, that ye should obey it in the lusts thereof. در امید که خود خلقت نیز از قیدفساد خلاصی خواهد یافت تا در آزادی جلال فرزندان خدا شریک شود. bible_en_fa Neither yield ye your members as instruments of unrighteousness unto sin: but yield yourselves unto God, as those that are alive from the dead, and your members as instruments of righteousness unto God. زیرا می‌دانیم که تمام خلقت تا الان با هم در آه کشیدن و درد زه می‌باشند. bible_en_fa For sin shall not have dominion over you: for ye are not under the law, but under grace. و نه این فقط، بلکه ما نیز که نوبر روح را یافته‌ایم، در خود آه می‌کشیم در انتظارپسرخواندگی یعنی خلاصی جسم خود. bible_en_fa What then? shall we sin, because we are not under the law, but under grace? God forbid. زیراکه به امید نجات یافتیم، لکن چون امید دیده شد، دیگر امید نیست، زیرا آنچه کسی بیند چرا دیگردر امید آن باشد؟ bible_en_fa Know ye not, that to whom ye yield yourselves servants to obey, his servants ye are to whom ye obey; whether of sin unto death, or of obedience unto righteousness? اما اگر امید چیزی را داریم که نمی بینیم، با صبر انتظار آن می‌کشیم. bible_en_fa But God be thanked, that ye were the servants of sin, but ye have obeyed from the heart that form of doctrine which was delivered you. و همچنین روح نیز ضعف ما را مددمی کند، زیرا که آنچه دعا کنیم بطوری که می‌بایدنمی دانیم، لکن خود روح برای ما شفاعت می‌کند به ناله هایی که نمی شود بیان کرد. bible_en_fa Being then made free from sin, ye became the servants of righteousness. و او که تفحص کننده دلهاست، فکر روح را می‌داند زیراکه او برای مقدسین برحسب اراده خدا شفاعت می‌کند. bible_en_fa I speak after the manner of men because of the infirmity of your flesh: for as ye have yielded your members servants to uncleanness and to iniquity unto iniquity; even so now yield your members servants to righteousness unto holiness. و می‌دانیم که بجهت آنانی که خدا رادوست می‌دارند و بحسب اراده او خوانده شده‌اند، همه‌چیزها برای خیریت (ایشان ) با هم در کار می‌باشند. bible_en_fa For when ye were the servants of sin, ye were free from righteousness. زیرا آنانی را که از قبل شناخت، ایشان را نیز پیش معین فرمود تا به صورت پسرش متشکل شوند تا او نخست زاده ازبرادران بسیار باشد. bible_en_fa What fruit had ye then in those things whereof ye are now ashamed? for the end of those things is death. و آنانی را که از قبل معین فرمود، ایشان را هم خواند و آنانی را که خواندایشان را نیز عادل گردانید و آنانی را که عادل گردانید، ایشان را نیز جلال داد. bible_en_fa But now being made free from sin, and become servants to God, ye have your fruit unto holiness, and the end everlasting life. پس به این چیزها چه گوییم؟ هرگاه خدا باما است کیست به ضد ما؟ bible_en_fa For the wages of sin is death; but the gift of God is eternal life through Jesus Christ our Lord. او که پسر خود رادریغ نداشت، بلکه او را در راه جمیع ما تسلیم نمود، چگونه با وی همه‌چیز را به ما نخواهدبخشید؟ bible_en_fa Know ye not, brethren, (for I speak to them that know the law,) how that the law hath dominion over a man as long as he liveth? کیست که بر برگزیدگان خدا مدعی شود؟ آیا خدا که عادل کننده است؟ bible_en_fa For the woman which hath an husband is bound by the law to her husband so long as he liveth; but if the husband be dead, she is loosed from the law of her husband. کیست که بر ایشان فتوا دهد؟ آیا مسیح که مرد بلکه نیزبرخاست، آنکه به‌دست راست خدا هم هست وما را نیز شفاعت می‌کند؟ bible_en_fa So then if, while her husband liveth, she be married to another man, she shall be called an adulteress: but if her husband be dead, she is free from that law; so that she is no adulteress, though she be married to another man. کیست که ما را ازمحبت مسیح جدا سازد؟ آیا مصیبت یا دلتنگی یاجفا یا قحط یا عریانی یا خطر یا شمشیر؟ bible_en_fa Wherefore, my brethren, ye also are become dead to the law by the body of Christ; that ye should be married to another, even to him who is raised from the dead, that we should bring forth fruit unto God. چنانکه مکتوب است که «بخاطر تو تمام روزکشته و مثل گوسفندان ذبحی شمرده می‌شویم.» bible_en_fa For when we were in the flesh, the motions of sins, which were by the law, did work in our members to bring forth fruit unto death. بلکه در همه این امور از حد زیاده نصرت یافتیم، بوسیله او که ما را محبت نمود. bible_en_fa But now we are delivered from the law, that being dead wherein we were held; that we should serve in newness of spirit, and not in the oldness of the letter. زیرایقین می‌دانم که نه موت و نه حیات و نه فرشتگان و نه روسا و نه قدرتها و نه چیزهای حال و نه چیزهای آیندهو نه بلندی و نه پستی و نه هیچ مخلوق دیگر قدرت خواهد داشت که ما را ازمحبت خدا که در خداوند ما مسیح عیسی است جدا سازد. bible_en_fa What shall we say then? Is the law sin? God forbid. Nay, I had not known sin, but by the law: for I had not known lust, except the law had said, Thou shalt not covet. و نه بلندی و نه پستی و نه هیچ مخلوق دیگر قدرت خواهد داشت که ما را ازمحبت خدا که در خداوند ما مسیح عیسی است جدا سازد. bible_en_fa But sin, taking occasion by the commandment, wrought in me all manner of concupiscence. For without the law sin was dead. در مسیح راست می‌گویم و دروغ نی و ضمیر من در روح‌القدس مرا شاهد است، bible_en_fa For I was alive without the law once: but when the commandment came, sin revived, and I died. که مرا غمی عظیم و در دلم وجع دائمی است. bible_en_fa And the commandment, which was ordained to life, I found to be unto death. زیرا راضی هم می‌بودم که خود از مسیح محروم شوم در راه برادرانم که بحسب جسم خویشان منند، bible_en_fa For sin, taking occasion by the commandment, deceived me, and by it slew me. که ایشان اسرائیلی‌اند و پسرخواندگی وجلال و عهدها و امانت شریعت و عبادت ووعده‌ها از آن ایشان است؛ bible_en_fa Wherefore the law is holy, and the commandment holy, and just, and good. که پدران از آن ایشانند و از ایشان مسیح بحسب جسم شد که فوق از همه است، خدای متبارک تا ابدالاباد، آمین. bible_en_fa Was then that which is good made death unto me? God forbid. But sin, that it might appear sin, working death in me by that which is good; that sin by the commandment might become exceeding sinful. ولکن چنین نیست که کلام خدا ساقط شده باشد؛ زیرا همه که از اسرائیل‌اند، اسرائیلی نیستند، bible_en_fa For we know that the law is spiritual: but I am carnal, sold under sin. و نه نسل ابراهیم تمام فرزند هستند؛ بلکه نسل تو در اسحاق خوانده خواهند شد. bible_en_fa For that which I do I allow not: for what I would, that do I not; but what I hate, that do I. یعنی فرزندان جسم، فرزندان خدا نیستند، بلکه فرزندان وعده از نسل محسوب می‌شوند. bible_en_fa If then I do that which I would not, I consent unto the law that it is good. زیراکلام وعده این است که موافق چنین وقت خواهم آمد و ساره را پسری خواهد بود. bible_en_fa Now then it is no more I that do it, but sin that dwelleth in me. و نه این فقط، بلکه رفقه �یز چون از یک شخص یعنی از پدر مااسحاق حامله شد، bible_en_fa For I know that in me (that is, in my flesh,) dwelleth no good thing: for to will is present with me; but how to perform that which is good I find not. زیرا هنگامی که هنوز تولدنیافته بودند و عملی نیک یا بد نکرده، تا اراده خدابرحسب اختیار ثابت شود نه از اعمال بلکه ازدعوت کننده bible_en_fa For the good that I would I do not: but the evil which I would not, that I do. بدو گفته شد که «بزرگتر کوچکتر را بندگی خواهد نمود.» bible_en_fa Now if I do that I would not, it is no more I that do it, but sin that dwelleth in me. چنانکه مکتوب است: «یعقوب را دوست داشتم اما عیسو را دشمن.» bible_en_fa I find then a law, that, when I would do good, evil is present with me. پس چه گوییم؟ آیا نزد خدا بی‌انصافی است؟ حاشا! bible_en_fa For I delight in the law of God after the inward man: زیرا به موسی می‌گوید: «رحم خواهم فرمود بر هر‌که رحم کنم و رافت خواهم نمود بر هر‌که رافت نمایم.» bible_en_fa But I see another law in my members, warring against the law of my mind, and bringing me into captivity to the law of sin which is in my members. لاجرم نه ازخواهش کننده و نه از شتابنده است، بلکه ازخدای رحم کننده. bible_en_fa O wretched man that I am! who shall deliver me from the body of this death? زیرا کتاب به فرعون می‌گوید: «برای همین تو را برانگیختم تا قوت خود را در تو ظاهر سازم و تا نام من در تمام جهان ندا شود.» bible_en_fa I thank God through Jesus Christ our Lord. So then with the mind I myself serve the law of God; but with the flesh the law of sin. بنابراین هر‌که را می‌خواهد رحم می‌کند و هر‌که را می‌خواهد سنگدل می‌سازد. bible_en_fa There is therefore now no condemnation to them which are in Christ Jesus, who walk not after the flesh, but after the Spirit. پس مرا می‌گویی: «دیگر چرا ملامت می‌کند؟ زیرا کیست که با اراده او مقاومت نموده باشد؟» bible_en_fa For the law of the Spirit of life in Christ Jesus hath made me free from the law of sin and death. نی بلکه تو کیستی‌ای انسان که با خدا معارضه می‌کنی؟ آیا مصنوع به صانع می‌گوید که چرا مراچنین ساختی؟ bible_en_fa For what the law could not do, in that it was weak through the flesh, God sending his own Son in the likeness of sinful flesh, and for sin, condemned sin in the flesh: یا کوزه‌گر اختیار بر گل نداردکه از یک خمیره ظرفی عزیز و ظرفی ذلیل بسازد؟ bible_en_fa That the righteousness of the law might be fulfilled in us, who walk not after the flesh, but after the Spirit. و اگر خدا چون اراده نمود که غضب خود را ظاهر سازد و قدرت خویش را بشناساند، ظروف غضب را که برای هلاکت آماده‌شده بود، به حلم بسیار متحمل گردید، bible_en_fa For they that are after the flesh do mind the things of the flesh; but they that are after the Spirit the things of the Spirit. و تا دولت جلال خود را بشناساند بر ظروف رحمتی که آنها را ازقبل برای جلال مستعد نمود، bible_en_fa For to be carnally minded is death; but to be spiritually minded is life and peace. و آنها را نیزدعوت فرمود یعنی ما نه از یهود فقط بلکه ازامت‌ها نیز. bible_en_fa Because the carnal mind is enmity against God: for it is not subject to the law of God, neither indeed can be. چنانکه در هوشع هم می‌گوید: «آنانی را که قوم من نبودند، قوم خود خواهم خواند و او را که دوست نداشتم محبوبه خود. bible_en_fa So then they that are in the flesh cannot please God. و جایی که به ایشان گفته شد که شما قوم من نیستید، در آنجا پسران خدای حی خوانده خواهند شد.» bible_en_fa But ye are not in the flesh, but in the Spirit, if so be that the Spirit of God dwell in you. Now if any man have not the Spirit of Christ, he is none of his. و اشعیا نیز در حق اسرائیل ندامی کند که «هرچند عدد بنی‌اسرائیل مانند ریگ دریا باشد، لکن بقیه نجات خواهند یافت؛ bible_en_fa And if Christ be in you, the body is dead because of sin; but the Spirit is life because of righteousness. زیراخداوند کلام خود را تمام و منقطع ساخته، برزمین به عمل خواهد آورد.» bible_en_fa But if the Spirit of him that raised up Jesus from the dead dwell in you, he that raised up Christ from the dead shall also quicken your mortal bodies by his Spirit that dwelleth in you. و چنانکه اشعیاپیش اخبار نمود که «اگر رب الجنود برای ما نسلی نمی گذارد، هرآینه مثل سدوم می‌شدیم و مانندغموره می‌گشتیم.» bible_en_fa Therefore, brethren, we are debtors, not to the flesh, to live after the flesh. پس چه گوییم؟ امت هایی که در‌پی عدالت نرفتند، عدالت را حاصل نمودند، یعنی عدالتی که از ایمان است. bible_en_fa For if ye live after the flesh, ye shall die: but if ye through the Spirit do mortify the deeds of the body, ye shall live. لکن اسرائیل که در‌پی شریعت عدالت می‌رفتند، به شریعت عدالت نرسیدند. bible_en_fa For as many as are led by the Spirit of God, they are the sons of God. از چه سبب؟ از این جهت که نه از راه ایمان بلکه از راه اعمال شریعت آن را طلبیدند، زیرا که به سنگ مصادم لغزش خوردند.چنانکه مکتوب است که «اینک در صهیون سنگی مصادم و صخره لغزش می‌نهم و هر‌که براو ایمان آورد، خجل نخواهد گردید.» bible_en_fa For ye have not received the spirit of bondage again to fear; but ye have received the Spirit of adoption, whereby we cry, Abba, Father. چنانکه مکتوب است که «اینک در صهیون سنگی مصادم و صخره لغزش می‌نهم و هر‌که براو ایمان آورد، خجل نخواهد گردید.» bible_en_fa The Spirit itself beareth witness with our spirit, that we are the children of God: ای برادران خوشی دل من و دعای من نزد خدا بجهت اسرائیل برای نجات ایشان است. bible_en_fa And if children, then heirs; heirs of God, and joint-heirs with Christ; if so be that we suffer with him, that we may be also glorified together. زیرا بجهت ایشان شهادت می‌دهم که برای خدا غیرت دارند لکن نه از روی معرفت. bible_en_fa For I reckon that the sufferings of this present time are not worthy to be compared with the glory which shall be revealed in us. زیرا که چون عدالت خدا را نشناخته، می‌خواستند عدالت خود را ثابت کنند، مطیع عدالت خدا نگشتند. bible_en_fa For the earnest expectation of the creature waiteth for the manifestation of the sons of God. زیرا که مسیح است انجام شریعت بجهت عدالت برای هر کس که ایمان آورد. bible_en_fa For the creature was made subject to vanity, not willingly, but by reason of him who hath subjected the same in hope, زیرا موسی عدالت شریعت را بیان می‌کندکه «هر‌که به این عمل کند، در این خواهدزیست.» bible_en_fa Because the creature itself also shall be delivered from the bondage of corruption into the glorious liberty of the children of God. لکن عدالت ایمان بدینطور سخن می‌گوید که «در خاطر خود مگو کیست که به آسمان صعود کند یعنی تا مسیح را فرود آورد، bible_en_fa For we know that the whole creation groaneth and travaileth in pain together until now. یا کیست که به هاویه نزول کند یعنی تا مسیح رااز مردگان برآورد.» bible_en_fa And not only they, but ourselves also, which have the firstfruits of the Spirit, even we ourselves groan within ourselves, waiting for the adoption, to wit, the redemption of our body. لکن چه می‌گوید؟ اینکه «کلام نزد تو و در دهانت و در قلب تو است یعنی‌این کلام ایمان که به آن وعظ می‌کنیم.» bible_en_fa For we are saved by hope: but hope that is seen is not hope: for what a man seeth, why doth he yet hope for? زیرا اگربه زبان خود عیسی خداوند را اعتراف کنی و دردل خود ایمان آوری که خدا او را از مردگان برخیزانید، نجات خواهی یافت. bible_en_fa But if we hope for that we see not, then do we with patience wait for it. چونکه به دل ایمان آورده می‌شود برای عدالت و به زبان اعتراف می‌شود بجهت نجات. bible_en_fa Likewise the Spirit also helpeth our infirmities: for we know not what we should pray for as we ought: but the Spirit itself maketh intercession for us with groanings which cannot be uttered. و کتاب می‌گوید «هر‌که به او ایمان آورد خجل نخواهدشد.» bible_en_fa And he that searcheth the hearts knoweth what is the mind of the Spirit, because he maketh intercession for the saints according to the will of God. زیرا که در یهود و یونانی تفاوتی نیست که همان خداوند، خداوند همه است و دولتمنداست برای همه که نام او را می‌خوانند. bible_en_fa And we know that all things work together for good to them that love God, to them who are the called according to his purpose. زیرا هرکه نام خداوند را بخواند نجات خواهد یافت. bible_en_fa For whom he did foreknow, he also did predestinate to be conformed to the image of his Son, that he might be the firstborn among many brethren. پس چگونه بخوانند کسی را که به او ایمان نیاورده‌اند؟ و چگونه ایمان آورند به کسی‌که خبراو را نشنیده‌اند؟ و چگونه بشنوند بدون واعظ؟ bible_en_fa Moreover whom he did predestinate, them he also called: and whom he called, them he also justified: and whom he justified, them he also glorified. و چگونه وعظ کنند جز اینکه فرستاده شوند؟ چنانکه مکتوب است که «چه زیبا است پایهای آنانی که به سلامتی بشارت می‌دهند و به چیزهای نیکو مژده می‌دهند.» bible_en_fa What shall we then say to these things? If God be for us, who can be against us? لکن همه بشارت را گوش نگرفتند زیرا اشعیا می‌گوید «خداوندا کیست که اخبار ما را باور کرد؟» bible_en_fa He that spared not his own Son, but delivered him up for us all, how shall he not with him also freely give us all things? لهذا ایمان از شنیدن است و شنیدن از کلام خدا. bible_en_fa Who shall lay any thing to the charge of God's elect? It is God that justifieth. لکن می‌گویم آیانشنیدند؟ البته شنیدند: «صوت ایشان در تمام جهان منتشر گردید و کلام ایشان تا اقصای ربع مسکون رسید.» bible_en_fa Who is he that condemneth? It is Christ that died, yea rather, that is risen again, who is even at the right hand of God, who also maketh intercession for us. و می‌گویم آیا اسرائیل ندانسته‌اند؟ اول موسی می‌گوید: «من شما را به غیرت می‌آورم به آن که امتی نیست و بر قوم بی‌فهم شما را خشمگین خواهم ساخت.» bible_en_fa Who shall separate us from the love of Christ? shall tribulation, or distress, or persecution, or famine, or nakedness, or peril, or sword? واشعیا نیز جرات کرده، می‌گوید: آنانی که طالب من نبودند مرا یافتند و به کسانی که مرا نطلبیدندظاهر گردیدم.»اما در حق اسرائیل می‌گوید: «تمام روز دستهای خود را دراز کردم به سوی قومی نامطیع و مخالف.» bible_en_fa As it is written, For thy sake we are killed all the day long; we are accounted as sheep for the slaughter. اما در حق اسرائیل می‌گوید: «تمام روز دستهای خود را دراز کردم به سوی قومی نامطیع و مخالف.» bible_en_fa Nay, in all these things we are more than conquerors through him that loved us. پس می‌گویم آیا خدا قوم خود را ردکرد؟ حاشا! زیرا که من نیز اسرائیلی ازاولاد ابراهیم از سبط بنیامین هستم. bible_en_fa For I am persuaded, that neither death, nor life, nor angels, nor principalities, nor powers, nor things present, nor things to come, خدا قوم خود را که از قبل شناخته بود، رد نفرموده است. آیا نمی دانید که کتاب در الیاس چه می‌گوید، چگونه بر اسرائیل از خدا استغاثه می‌کند bible_en_fa Nor height, nor depth, nor any other creature, shall be able to separate us from the love of God, which is in Christ Jesus our Lord. که «خداوندا انبیای تو را کشته و مذبحهای تو راکنده‌اند و من به تنهایی مانده‌ام و در قصد جان من نیز می‌باشند»؟ bible_en_fa I say the truth in Christ, I lie not, my conscience also bearing me witness in the Holy Ghost, لکن وحی بدو چه می‌گوید؟ اینکه «هفت هزار مرد بجهت خود نگاه داشتم که به نزد بعل زانو نزده‌اند». bible_en_fa That I have great heaviness and continual sorrow in my heart. پس همچنین در زمان حاضر نیز بقیتی بحسب اختیار فیض مانده است. bible_en_fa For I could wish that myself were accursed from Christ for my brethren, my kinsmen according to the flesh: و اگر از راه فیض است دیگر از اعمال نیست وگرنه فیض دیگر فیض نیست. اما اگر از اعمال است دیگر از فیض نیست والا عمل دیگر عمل نیست. bible_en_fa Who are Israelites; to whom pertaineth the adoption, and the glory, and the covenants, and the giving of the law, and the service of God, and the promises; پس مقصود چیست؟ اینکه اسرائیل آنچه راکه می‌طلبد نیافته است، لکن برگزیدگان یافتند وباقی ماندگان سختدل گردیدند؛ bible_en_fa Whose are the fathers, and of whom as concerning the flesh Christ came, who is over all, God blessed for ever. Amen. چنانکه مکتوب است که «خدا بدیشان روح خواب‌آلود دادچشمانی که نبیند و گوشهایی که نشنود تا امروز.» bible_en_fa Not as though the word of God hath taken none effect. For they are not all Israel, which are of Israel: و داود می‌گوید که «مائده ایشان برای ایشان تله و دام و سنگ مصادم و عقوبت باد؛ bible_en_fa Neither, because they are the seed of Abraham, are they all children: but, In Isaac shall thy seed be called. چشمان ایشان تار شود تا نبینند و پشت ایشان را دائم خم گردان.» bible_en_fa That is, They which are the children of the flesh, these are not the children of God: but the children of the promise are counted for the seed. پس می‌گویم آیا لغزش خوردند تا بیفتند؟ حاشا! بلکه از لغزش ایشان نجات به امت‌ها رسیدتا در ایشان غیرت پدید آورد. bible_en_fa For this is the word of promise, At this time will I come, and Sara shall have a son. پس چون لغزش ایشان دولتمندی جهان گردید و نقصان ایشان دولتمندی امت‌ها، به چند مرتبه زیادترپری ایشان خواهد بود. bible_en_fa And not only this; but when Rebecca also had conceived by one, even by our father Isaac; زیرا به شما‌ای امت هاسخن می‌گویم پس از این‌روی که رسول امت هامی باشم خدمت خود را تمجید می‌نمایم، bible_en_fa (For the children being not yet born, neither having done any good or evil, that the purpose of God according to election might stand, not of works, but of him that calleth;) تاشاید ابنای جنس خود را به غیرت آورم و بعضی از ایشان را برهانم. bible_en_fa It was said unto her, The elder shall serve the younger. زیرا اگر رد شدن ایشان مصالحت عالم شد، باز‌یافتن ایشان چه خواهدشد؟ جز حیات از مردگان! bible_en_fa As it is written, Jacob have I loved, but Esau have I hated. و چون نوبر مقدس است، همچنان خمیره و هرگاه ریشه مقدس است، همچنان شاخه‌ها. bible_en_fa What shall we say then? Is there unrighteousness with God? God forbid. و چون بعضی از شاخه‌ها بریده شدند و تو که زیتون بری بودی در آنها پیوند گشتی و در ریشه وچربی زیتون شریک شدی، bible_en_fa For he saith to Moses, I will have mercy on whom I will have mercy, and I will have compassion on whom I will have compassion. بر شاخه‌ها فخرمکن و اگر فخر کنی تو حامل ریشه نیستی بلکه ریشه حامل تو است. bible_en_fa So then it is not of him that willeth, nor of him that runneth, but of God that sheweth mercy. پس می‌گویی که «شاخه‌ها بریده شدند تا من پیوند شوم؟» bible_en_fa For the scripture saith unto Pharaoh, Even for this same purpose have I raised thee up, that I might shew my power in thee, and that my name might be declared throughout all the earth. آفرین بجهت بی‌ایمانی بریده شدند و تومحض ایمان پایدار هستی. مغرور مباش بلکه بترس! bible_en_fa Therefore hath he mercy on whom he will have mercy, and whom he will he hardeneth. زیرا اگر خدا بر شاخه های طبیعی شفقت نفرمود، بر تو نیز شفقت نخواهد کرد. bible_en_fa Thou wilt say then unto me, Why doth he yet find fault? For who hath resisted his will? پس مهربانی و سختی خدا را ملاحظه نما؛ اماسختی بر آنانی که افتادند، اما مهربانی برتو اگر درمهربانی ثابت باشی والا تو نیز بریده خواهی شد. bible_en_fa Nay but, O man, who art thou that repliest against God? Shall the thing formed say to him that formed it, Why hast thou made me thus? و اگر ایشان نیز در بی‌ایمانی نمانند باز پیوندخواهند شد، زیرا خدا قادر است که ایشان را باردیگر بپیوندد. bible_en_fa Hath not the potter power over the clay, of the same lump to make one vessel unto honour, and another unto dishonour? زیرا اگر تو از زیتون طبیعی بری بریده شده، برخلاف طبع به زیتون نیکو پیوندگشتی، به چند مرتبه زیادتر آنانی که طبیعی‌اند درزیتون خویش پیوند خواهند شد. bible_en_fa What if God, willing to shew his wrath, and to make his power known, endured with much longsuffering the vessels of wrath fitted to destruction: زیرا‌ای برادران نمی خواهم شما از این سربی خبر باشید که مبادا خود را دانا انگارید که مادامی که پری امت‌ها درنیاید، سختدلی بربعضی از اسرائیل طاری گشته است. bible_en_fa And that he might make known the riches of his glory on the vessels of mercy, which he had afore prepared unto glory, وهمچنین همگی اسرائیل نجات خواهند یافت، چنانکه مکتوب است که «از صهیون نجات‌دهنده‌ای ظاهر خواهد شد و بی‌دینی را ازیعقوب خواهد برداشت؛ bible_en_fa Even us, whom he hath called, not of the Jews only, but also of the Gentiles? و این است عهد من باایشان در زمانی که گناهانشان را بردارم.» bible_en_fa As he saith also in Osee, I will call them my people, which were not my people; and her beloved, which was not beloved. نظر به انجیل بجهت شما دشمنان‌اند، لکن نظر به اختیاربه‌خاطر اجداد محبوبند. bible_en_fa And it shall come to pass, that in the place where it was said unto them, Ye are not my people; there shall they be called the children of the living God. زیرا که در نعمتهاودعوت خدا بازگشتن نیست. bible_en_fa Esaias also crieth concerning Israel, Though the number of the children of Israel be as the sand of the sea, a remnant shall be saved: زیرا همچنان‌که شما در سابق مطیع خدا نبودید و الان به‌سبب نافرمانی‌ایشان رحمت یافتید، bible_en_fa For he will finish the work, and cut it short in righteousness: because a short work will the Lord make upon the earth. همچنین ایشان نیز الان نافرمان شدند تا بجهت رحمتی که بر شما است بر ایشان نیز رحم شود bible_en_fa And as Esaias said before, Except the Lord of Sabaoth had left us a seed, we had been as Sodoma, and been made like unto Gomorrha. زیرا خدا همه رادر نافرمانی بسته است تا بر همه رحم فرماید. bible_en_fa What shall we say then? That the Gentiles, which followed not after righteousness, have attained to righteousness, even the righteousness which is of faith. زهی عمق دولتمندی و حکمت و علم خدا! چقدر بعید از غوررسی است احکام او وفوق از کاوش است طریقهای وی! bible_en_fa But Israel, which followed after the law of righteousness, hath not attained to the law of righteousness. زیرا کیست که رای خداوند را دانسته باشد؟ یا که مشیر اوشده؟ bible_en_fa Wherefore? Because they sought it not by faith, but as it were by the works of the law. For they stumbled at that stumblingstone; یا که سبقت جسته چیزی بدو داده تا به او باز داده شود؟زیرا که از او و به او و تا او همه‌چیز است؛ و او را تا ابدالاباد جلال باد، آمین. bible_en_fa As it is written, Behold, I lay in Sion a stumblingstone and rock of offence: and whosoever believeth on him shall not be ashamed. زیرا که از او و به او و تا او همه‌چیز است؛ و او را تا ابدالاباد جلال باد، آمین. bible_en_fa Brethren, my heart's desire and prayer to God for Israel is, that they might be saved. زندگی مسیحی لهذا‌ای برادران شما را به رحمتهای خدا استدعا می‌کنم که بدنهای خود راقربانی زنده مقدس پسندیده خدا بگذرانید که عبادت معقول شما است. bible_en_fa For I bear them record that they have a zeal of God, but not according to knowledge. و همشکل این جهان مشوید بلکه به تازگی ذهن خود صورت خود راتبدیل دهید تا شما دریافت کنید که اراده نیکوی پسندیده کامل خدا چیست. bible_en_fa For they being ignorant of God's righteousness, and going about to establish their own righteousness, have not submitted themselves unto the righteousness of God. زیرا به آن فیضی که به من عطا شده است، هریکی از شما را می‌گویم که فکرهای بلندتر ازآنچه شایسته است مکنید بلکه به اعتدال فکرنمایید، به اندازه آن بهره ایمان که خدا به هر کس قسمت فرموده است. bible_en_fa For Christ is the end of the law for righteousness to every one that believeth. زیرا همچنان‌که در یک بدن اعضای بسیار داریم و هر عضوی را یک کارنیست، bible_en_fa For Moses describeth the righteousness which is of the law, That the man which doeth those things shall live by them. همچنین ما که بسیاریم، یک جسدهستیم در مسیح، اما فرد اعضای یکدیگر. bible_en_fa But the righteousness which is of faith speaketh on this wise, Say not in thine heart, Who shall ascend into heaven? (that is, to bring Christ down from above:) پس چون نعمتهای مختلف داریم بحسب فیضی که به ما داده شد، خواه نبوت برحسب موافقت ایمان، bible_en_fa Or, Who shall descend into the deep? (that is, to bring up Christ again from the dead.) یا خدمت در خدمت گذاری، یا معلم در تعلیم، bible_en_fa But what saith it? The word is nigh thee, even in thy mouth, and in thy heart: that is, the word of faith, which we preach; یا واعظ در موعظه، یا بخشنده به سخاوت، یاپیشوا به اجتهاد، یا رحم کننده به‌سرور. bible_en_fa That if thou shalt confess with thy mouth the Lord Jesus, and shalt believe in thine heart that God hath raised him from the dead, thou shalt be saved. محبت بی‌ریا باشد. از بدی نفرت کنید و به نیکویی بپیوندید. bible_en_fa For with the heart man believeth unto righteousness; and with the mouth confession is made unto salvation. با محبت برادرانه یکدیگر رادوست دارید و هر یک دیگری را بیشتر از خوداکرام بنماید. bible_en_fa For the scripture saith, Whosoever believeth on him shall not be ashamed. در اجتهاد کاهلی نورزید و درروح سرگرم شده، خداوند را خدمت نمایید. bible_en_fa For there is no difference between the Jew and the Greek: for the same Lord over all is rich unto all that call upon him. در امید مسرور و در مصیبت صابر و در دعامواظب باشید. bible_en_fa For whosoever shall call upon the name of the Lord shall be saved. مشارکت در احتیاجات مقدسین کنید و در مهمانداری ساعی باشید. bible_en_fa How then shall they call on him in whom they have not believed? and how shall they believe in him of whom they have not heard? and how shall they hear without a preacher? برکت بطلبید بر آنانی که بر شما جفا کنند؛ برکت بطلبید و لعن مکنید. bible_en_fa And how shall they preach, except they be sent? as it is written, How beautiful are the feet of them that preach the gospel of peace, and bring glad tidings of good things! خوشی کنید باخوشحالان و ماتم نمایید با ماتمیان. bible_en_fa But they have not all obeyed the gospel. For Esaias saith, Lord, who hath believed our report? برای یکدیگر همان فکر داشته باشید و در چیزهای بلند فکر مکنید بلکه با ذلیلان مدارا نمایید و خودرا دانا مشمارید. bible_en_fa So then faith cometh by hearing, and hearing by the word of God. هیچ‌کس را به عوض بدی بدی مرسانید. پیش جمیع مردم تدارک کارهای نیکو بینید. bible_en_fa But I say, Have they not heard? Yes verily, their sound went into all the earth, and their words unto the ends of the world. اگر ممکن است بقدر قوه خود باجمیع خلق به صلح بکوشید. bible_en_fa But I say, Did not Israel know? First Moses saith, I will provoke you to jealousy by them that are no people, and by a foolish nation I will anger you. ‌ای محبوبان انتقام خود را مکشید بلکه خشم را مهلت دهید، زیرا مکتوب است «خداوند می‌گوید که انتقام ازآن من است من جزا خواهم داد.» bible_en_fa But Esaias is very bold, and saith, I was found of them that sought me not; I was made manifest unto them that asked not after me. پس «اگردشمن تو گرسنه باشد، او را سیر کن و اگر تشنه است، سیرابش نما زیرا اگر چنین کنی اخگرهای آتش بر سرش خواهی انباشت.»مغلوب بدی مشو بلکه بدی را به نیکویی مغلوب ساز. bible_en_fa But to Israel he saith, All day long I have stretched forth my hands unto a disobedient and gainsaying people. مغلوب بدی مشو بلکه بدی را به نیکویی مغلوب ساز. bible_en_fa I say then, Hath God cast away his people? God forbid. For I also am an Israelite, of the seed of Abraham, of the tribe of Benjamin. هر شخص مطیع قدرتهای برتر بشود، زیرا که قدرتی جز از خدا نیست و آنهایی که هست از جانب خدا مرتب شده است. bible_en_fa God hath not cast away his people which he foreknew. Wot ye not what the scripture saith of Elias? how he maketh intercession to God against Israel, saying, حتی هر‌که با قدرت مقاومت نماید، مقاومت باترتیب خدا نموده باشد و هر‌که مقاومت کند، حکم بر خود آورد. bible_en_fa Lord, they have killed thy prophets, and digged down thine altars; and I am left alone, and they seek my life. زیرا از حکام عمل نیکو راخوفی نیست بلکه عمل بد را. پس اگر می‌خواهی که از آن قدرت ترسان نشوی، نیکویی کن که از اوتحسین خواهی یافت. bible_en_fa But what saith the answer of God unto him? I have reserved to myself seven thousand men, who have not bowed the knee to the image of Baal. زیرا خادم خداست برای تو به نیکویی؛ لکن هرگاه بدی کنی، بترس چونکه شمشیر را عبث برنمی دارد، زیرا او خادم خداست و با غضب انتقام از بدکاران می‌کشد. bible_en_fa Even so then at this present time also there is a remnant according to the election of grace. لهذا لازم است که مطیع او شوی نه به‌سبب غضب فقط بلکه به‌سبب ضمیر خود نیز. bible_en_fa And if by grace, then is it no more of works: otherwise grace is no more grace. But if it be of works, then is it no more grace: otherwise work is no more work. زیرا که به این سبب باج نیز می‌دهید، چونکه خدام خدا ومواظب در همین امر هستند. bible_en_fa What then? Israel hath not obtained that which he seeketh for; but the election hath obtained it, and the rest were blinded پس حق هرکس رابه او ادا کنید: باج را به مستحق باج و جزیه را به مستحق جزیه و ترس را به مستحق ترس و عزت را به مستحق عزت. bible_en_fa (According as it is written, God hath given them the spirit of slumber, eyes that they should not see, and ears that they should not hear;) unto this day. مدیون احدی به چیزی مشوید جز به محبت نمودن با یکدیگر، زیرا کسی‌که دیگری رامحبت نماید شریعت را به‌جا آورده باشد. bible_en_fa And David saith, Let their table be made a snare, and a trap, and a stumbling block, and a recompence unto them: زیراکه زنا مکن، قتل مکن، دزدی مکن، شهادت دروغ مده، طمع مورز و هر حکمی دیگر که هست، همه شامل است در این کلام که همسایه خود راچون خود محبت نما. bible_en_fa Let their eyes be darkened, that they may not see, and bow down their back alway. محبت به همسایه خودبدی نمی کند پس محبت تکمیل شریعت است. bible_en_fa I say then, Have they stumbled that they should fall? God forbid: but rather through their fall salvation is come unto the Gentiles, for to provoke them to jealousy. و خصوص چون وقت را می‌دانید که الحال ساعت رسیده است که ما را باید از خواب بیدارشویم زیرا که الان نجات ما نزدیک تر است از آن وقتی که ایمان آوردیم. bible_en_fa Now if the fall of them be the riches of the world, and the diminishing of them the riches of the Gentiles; how much more their fulness? شب منقضی شد و روز نزدیک آمد. پس اعمال تاریکی را بیرون کرده، اسلحه نور را بپوشیم. bible_en_fa For I speak to you Gentiles, inasmuch as I am the apostle of the Gentiles, I magnify mine office: و با شایستگی رفتار کنیم چنانکه در روز، نه در بزمها و سکرها وفسق و فجور و نزاع و حسد؛بلکه عیسی مسیح خداوند را بپوشید و برای شهوات جسمانی تدارک نبینید. bible_en_fa If by any means I may provoke to emulation them which are my flesh, and might save some of them. بلکه عیسی مسیح خداوند را بپوشید و برای شهوات جسمانی تدارک نبینید. bible_en_fa For if the casting away of them be the reconciling of the world, what shall the receiving of them be, but life from the dead? و کسی را که در ایمان ضعیف باشدبپذیرید، لکن نه برای محاجه درمباحثات. bible_en_fa For if the firstfruit be holy, the lump is also holy: and if the root be holy, so are the branches. یکی ایمان دارد که همه‌چیز را بایدخورد اما آنکه ضعیف است بقول می‌خورد. bible_en_fa And if some of the branches be broken off, and thou, being a wild olive tree, wert graffed in among them, and with them partakest of the root and fatness of the olive tree; پس خورنده ناخورنده را حقیر نشمارد وناخورنده بر خورنده حکم نکند زیرا خدا او راپذیرفته است. bible_en_fa Boast not against the branches. But if thou boast, thou bearest not the root, but the root thee. تو کیستی که بر بنده کسی دیگرحکم می‌کنی؟ او نزد آقای خود ثابت یا ساقطمی شود. لیکن استوار خواهد شد زیرا خدا قادراست که او را ثابت نماید. bible_en_fa Thou wilt say then, The branches were broken off, that I might be graffed in. یکی یک روز را از دیگری بهتر می‌داند ودیگری هر روز را برابر می‌شمارد. پس هر کس درذهن خود متیقن بشود. bible_en_fa Well; because of unbelief they were broken off, and thou standest by faith. Be not highminded, but fear: آنکه روز را عزیز می‌داندبخاطر خداوند عزیزش می‌دارد و آنکه روز راعزیز نمی دارد هم برای خداوند نمی دارد؛ و هرکه می‌خورد برای خداوند می‌خورد زیرا خدا راشکر می‌گوید، و آنکه نمی خورد برای خداوندنمی خورد و خدا را شکر می‌گوید. bible_en_fa For if God spared not the natural branches, take heed lest he also spare not thee. زیرا احدی از ما به خود زیست نمی کند و هیچ‌کس به خودنمی میرد. bible_en_fa Behold therefore the goodness and severity of God: on them which fell, severity; but toward thee, goodness, if thou continue in his goodness: otherwise thou also shalt be cut off. زیرا اگر زیست کنیم برای خداوندزیست می‌کنیم و اگر بمیریم برای خداوند می میریم. پس خواه زنده باشیم، خواه بمیریم، ازآن خداوندیم. bible_en_fa And they also, if they abide not still in unbelief, shall be graffed in: for God is able to graff them in again. زیرا برای همین مسیح مرد وزنده گشت تا بر زندگان و مردگان سلطنت کند. bible_en_fa For if thou wert cut out of the olive tree which is wild by nature, and wert graffed contrary to nature into a good olive tree: how much more shall these, which be the natural branches, be graffed into their own olive tree? لکن تو چرا بر برادر خود حکم می‌کنی؟ یا تونیز چرا برادر خود را حقیر می‌شماری؟ زانرو که همه پیش مسند مسیح حاضر خواهیم شد. bible_en_fa For I would not, brethren, that ye should be ignorant of this mystery, lest ye should be wise in your own conceits; that blindness in part is happened to Israel, until the fulness of the Gentiles be come in. زیرا مکتوب است «خداوند می‌گوید به حیات خودم قسم که هر زانویی نزد من خم خواهد شد وهر زبانی به خدا اقرار خواهد نمود.» bible_en_fa And so all Israel shall be saved: as it is written, There shall come out of Sion the Deliverer, and shall turn away ungodliness from Jacob: پس هریکی از ما حساب خود را به خدا خواهد داد. bible_en_fa For this is my covenant unto them, when I shall take away their sins. بنابراین بر یکدیگر حکم نکنیم بلکه حکم کنید به اینکه کسی سنگی مصادم یا لغزشی در راه برادر خود ننهد. bible_en_fa As concerning the gospel, they are enemies for your sakes: but as touching the election, they are beloved for the fathers' sakes. می‌دانم و در عیسی خداوندیقین می‌دارم که هیچ‌چیز در ذات خود نجس نیست جز برای آن کسی‌که آن را نجس پندارد؛ برای او نجس است. bible_en_fa For the gifts and calling of God are without repentance. زیرا هرگاه برادرت به خوراک آزرده شود، دیگر به محبت رفتارنمی کنی. به خوراک خود هلاک مساز کسی را که مسیح در راه او بمرد. bible_en_fa For as ye in times past have not believed God, yet have now obtained mercy through their unbelief: پس مگذارید که نیکویی شما را بد گویند. bible_en_fa Even so have these also now not believed, that through your mercy they also may obtain mercy. زیرا ملکوت خدا اکل وشرب نیست بلکه عدالت و سلامتی و خوشی درروح‌القدس. bible_en_fa For God hath concluded them all in unbelief, that he might have mercy upon all. زیرا هر‌که در این امور خدمت مسیح را کند، پسندیده خدا و مقبول مردم است. bible_en_fa O the depth of the riches both of the wisdom and knowledge of God! how unsearchable are his judgments, and his ways past finding out! پس آن اموری را که منشا سلامتی و بنای یکدیگر است پیروی نمایید. bible_en_fa For who hath known the mind of the Lord? or who hath been his counseller? بجهت خوراک کار خدا را خراب مساز. البته همه‌چیز پاک است، لیکن بد است برای آن شخص که برای لغزش می‌خورد. bible_en_fa Or who hath first given to him, and it shall be recompensed unto him again? گوشت نخوردن و شراب ننوشیدن و کاری نکردن که باعث ایذا یا لغزش یا ضعف برادرت باشد نیکواست. bible_en_fa For of him, and through him, and to him, are all things: to whom be glory for ever. Amen. آیا تو ایمان داری؟ پس برای خودت درحضور خدا آن را بدار، زیرا خوشابحال کسی‌که بر خود حکم نکند در آنچه نیکو می‌شمارد.لکن آنکه شک دارد اگر بخورد ملزم می‌شود، زیرا به ایمان نمی خورد؛ و هر‌چه از ایمان نیست گناه است. bible_en_fa I beseech you therefore, brethren, by the mercies of God, that ye present your bodies a living sacrifice, holy, acceptable unto God, which is your reasonable service. لکن آنکه شک دارد اگر بخورد ملزم می‌شود، زیرا به ایمان نمی خورد؛ و هر‌چه از ایمان نیست گناه است. bible_en_fa And be not conformed to this world: but be ye transformed by the renewing of your mind, that ye may prove what is that good, and acceptable, and perfect, will of God. و ما که توانا هستیم، ضعفهای ناتوانان رامتحمل بشویم و خوشی خود را طالب نباشیم. bible_en_fa For I say, through the grace given unto me, to every man that is among you, not to think of himself more highly than he ought to think; but to think soberly, according as God hath dealt to every man the measure of faith. هر یکی از ما همسایه خود را خوش بسازد در آنچه برای بنا نیکو است. bible_en_fa For as we have many members in one body, and all members have not the same office: زیرا مسیح نیز خوشی خود را طالب نمی بود، بلکه چنانکه مکتوب است «ملامتهای ملامت کنندگان تو برمن طاری گردید.» bible_en_fa So we, being many, are one body in Christ, and every one members one of another. زیرا همه‌چیزهایی که از قبل مکتوب شد، برای تعلیم ما نوشته شد تا به صبر وتسلی کتاب امیدوار باشیم. bible_en_fa Having then gifts differing according to the grace that is given to us, whether prophecy, let us prophesy according to the proportion of faith; الان خدای صبر و تسلی شما را فیض عطاکناد تا موافق مسیح عیسی با یکدیگر یکرای باشید. bible_en_fa Or ministry, let us wait on our ministering: or he that teacheth, on teaching; تا یکدل و یکزبان شده، خدا و پدرخداوند ما عیسی مسیح را تمجید نمایید. bible_en_fa Or he that exhorteth, on exhortation: he that giveth, let him do it with simplicity; he that ruleth, with diligence; he that sheweth mercy, with cheerfulness. پس یکدیگر را بپذیرید، چنانکه مسیح نیز مارا پذیرفت برای جلال خدا. bible_en_fa Let love be without dissimulation. Abhor that which is evil; cleave to that which is good. زیرا می‌گویم عیسی مسیح خادم ختنه گردید بجهت راستی خدا تا وعده های اجداد را ثابت گرداند، bible_en_fa Be kindly affectioned one to another with brotherly love; in honour preferring one another; و تاامت‌ها خدا را تمجید نمایند به‌سبب رحمت اوچنانکه مکتوب است که «از این جهت تو را درمیان امت‌ها اقرار خواهم کرد و به نام تو تسبیح خواهم خواند.» bible_en_fa Not slothful in business; fervent in spirit; serving the Lord; و نیز می‌گوید «ای امت‌ها باقوم او شادمان شوید.» bible_en_fa Rejoicing in hope; patient in tribulation; continuing instant in prayer; و ایض «ای جمیع امت‌ها خداوند را حمد گویید و‌ای تمامی قومهااو را مدح نمایید.» bible_en_fa Distributing to the necessity of saints; given to hospitality. و اشعیا نیز می‌گوید که «ریشه یسا خواهد بود و آنکه برای حکمرانی امت‌ها مبعوث شود، امید امت‌ها بر وی خواهدبود.» bible_en_fa Bless them which persecute you: bless, and curse not. الان خدای امید، شما را از کمال خوشی وسلامتی در ایمان پر سازد تا به قوت روح‌القدس در امید افزوده گردید. bible_en_fa Rejoice with them that do rejoice, and weep with them that weep. لکن‌ای برادران من، خود نیز درباره شمایقین می‌دانم که خود از نیکویی مملو و پر از کمال معرفت و قادر بر نصیحت نمودن یکدیگر هستید. bible_en_fa Be of the same mind one toward another. Mind not high things, but condescend to men of low estate. Be not wise in your own conceits. لیکن‌ای برادران بسیار جسارت ورزیده، من خود نیز به شما جزئی نوشتم تا شما را یادآوری نمایم به‌سبب آن فیضی که خدا به من بخشیده است، bible_en_fa Recompense to no man evil for evil. Provide things honest in the sight of all men. تا خادم عیسی مسیح شوم برای امت هاو کهانت انجیل خدا را به‌جا آورم تا هدیه امت هامقبول افتد، مقدس شده به روح‌القدس. bible_en_fa If it be possible, as much as lieth in you, live peaceably with all men. پس به مسیح عیسی در کارهای خدا فخر دارم. bible_en_fa Dearly beloved, avenge not yourselves, but rather give place unto wrath: for it is written, Vengeance is mine; I will repay, saith the Lord. زیراجرات نمی کنم که سخنی بگویم جز در آن اموری که مسیح بواسطه من به عمل آورد، برای اطاعت امت‌ها در قول و فعل، bible_en_fa Therefore if thine enemy hunger, feed him; if he thirst, give him drink: for in so doing thou shalt heap coals of fire on his head. به قوت آیات ومعجزات و به قوت روح خدا. بحدی که ازاورشلیم دور زده تا به الیرکون بشارت مسیح راتکمیل نمودم. bible_en_fa Be not overcome of evil, but overcome evil with good. اما حریص بودم که بشارت چنان بدهم، نه در جایی که اسم مسیح شهرت یافته بود، مبادا بر بنیاد غیری بنا نمایم. bible_en_fa Let every soul be subject unto the higher powers. For there is no power but of God: the powers that be are ordained of God. بلکه چنانکه مکتوب است «آنانی که خبر او را نیافتند، خواهند دید و کسانی که نشنیدند، خواهندفهمید.» bible_en_fa Whosoever therefore resisteth the power, resisteth the ordinance of God: and they that resist shall receive to themselves damnation. بنابراین‌بارها از آمدن نزد شما ممنوع شدم. bible_en_fa For rulers are not a terror to good works, but to the evil. Wilt thou then not be afraid of the power? do that which is good, and thou shalt have praise of the same: لکن چون الان مرا در این ممالک دیگرجایی نیست و سالهای بسیار است که مشتاق آمدن نزد شما بوده‌ام، bible_en_fa For he is the minister of God to thee for good. But if thou do that which is evil, be afraid; for he beareth not the sword in vain: for he is the minister of God, a revenger to execute wrath upon him that doeth evil. هرگاه به اسپانیا سفرکنم، به نزد شما خواهم آمد زیرا امیدوار هستم که شما را در عبور ملاقات کنم و شما مرا به آن سوی مشایعت نمایید، بعد از آنکه از ملاقات شما اندکی سیر شوم. bible_en_fa Wherefore ye must needs be subject, not only for wrath, but also for conscience sake. لکن الان عازم اورشلیم هستم تا مقدسین را خدمت کنم. bible_en_fa For for this cause pay ye tribute also: for they are God's ministers, attending continually upon this very thing. زیرا که اهل مکادونیه و اخائیه مصلحت دیدند که زکاتی برای مفلسین مقدسین اورشلیم بفرستند، bible_en_fa Render therefore to all their dues: tribute to whom tribute is due; custom to whom custom; fear to whom fear; honour to whom honour. بدین رضادادند و بدرستی که مدیون ایشان هستند زیرا که چون امت‌ها از روحانیات ایشان بهره‌مندگردیدند، لازم شد که در جسمانیات نیز خدمت ایشان را بکنند. bible_en_fa Owe no man any thing, but to love one another: for he that loveth another hath fulfilled the law. پس چون این را انجام دهم واین ثمر را نزد ایشان ختم کنم، از راه شما به اسپانیا خواهم آمد. bible_en_fa For this, Thou shalt not commit adultery, Thou shalt not kill, Thou shalt not steal, Thou shalt not bear false witness, Thou shalt not covet; and if there be any other commandment, it is briefly comprehended in this saying, namely, Thou shalt love thy neighbour as thyself. و می‌دانم وقتی که به نزدشما آیم، در کمال برکت انجیل مسیح خواهم آمد. bible_en_fa Love worketh no ill to his neighbour: therefore love is the fulfilling of the law. لکن‌ای برادران، از شما التماس دارم که بخاطر خداوند ما عیسی مسیح و به محبت روح (القدس )، برای من نزد خدا در دعاها جد وجهدکنید، bible_en_fa And that, knowing the time, that now it is high time to awake out of sleep: for now is our salvation nearer than when we believed. تا از نافرمانان یهودیه رستگار شوم وخدمت من در اورشلیم مقبول مقدسین افتد، bible_en_fa The night is far spent, the day is at hand: let us therefore cast off the works of darkness, and let us put on the armour of light. تابرحسب اراده خدا با خوشی نزد شما برسم و باشما استراحت یابم.و خدای سلامتی با همه شما باد، آمین. bible_en_fa Let us walk honestly, as in the day; not in rioting and drunkenness, not in chambering and wantonness, not in strife and envying. و خدای سلامتی با همه شما باد، آمین. bible_en_fa But put ye on the Lord Jesus Christ, and make not provision for the flesh, to fulfil the lusts thereof. و خواهر ما فیبی را که خادمه کلیسای در کنخریا است، به شما می‌سپارم bible_en_fa Him that is weak in the faith receive ye, but not to doubtful disputations. تااو را در خداوند بطور شایسته مقدسین بپذیرید ودر هر چیزی که به شما محتاج باشد او را اعانت کنید، زیرا که او بسیاری را و خود مرا نیز معاونت می‌نمود. bible_en_fa For one believeth that he may eat all things: another, who is weak, eateth herbs. سلام برسانید به پرسکلا و اکیلا، همکاران من در مسیح عیسی bible_en_fa Let not him that eateth despise him that eateth not; and let not him which eateth not judge him that eateth: for God hath received him. که در راه جان من گردنهای خود را نهادند و نه من به تنهایی ممنون ایشان هستم، بلکه همه کلیساهای امت‌ها. bible_en_fa Who art thou that judgest another man's servant? to his own master he standeth or falleth. Yea, he shall be holden up: for God is able to make him stand. کلیسا را که در خانه ایشان است و حبیب من اپینطس را که برای مسیح نوبر آسیاست سلام رسانید. bible_en_fa One man esteemeth one day above another: another esteemeth every day alike. Let every man be fully persuaded in his own mind. و مریم را که برای شما زحمت بسیار کشید، سلام گویید. bible_en_fa He that regardeth the day, regardeth it unto the Lord; and he that regardeth not the day, to the Lord he doth not regard it. He that eateth, eateth to the Lord, for he giveth God thanks; and he that eateth not, to the Lord he eateth not, and giveth God thanks. و اندرونیکوس و یونیاس خویشان مرا که با من اسیر می‌بودند سلام نمایید که مشهور در میان رسولان هستند و قبل از من در مسیح شدند. bible_en_fa For none of us liveth to himself, and no man dieth to himself. وامپلیاس را که در خداوند حبیب من است، سلام رسانید. bible_en_fa For whether we live, we live unto the Lord; and whether we die, we die unto the Lord: whether we live therefore, or die, we are the Lord's. و اوربانس که با ما در کار مسیح رفیق است و استاخیس حبیب مرا سلام نمایید. bible_en_fa For to this end Christ both died, and rose, and revived, that he might be Lord both of the dead and living. و اپلیس آزموده شده در مسیح را سلام برسانید و اهل خانه ارستبولس را سلام برسانید. bible_en_fa But why dost thou judge thy brother? or why dost thou set at nought thy brother? for we shall all stand before the judgment seat of Christ. و خویش من هیردیون را سلام دهیدو آنانی را از اهل خانه نرگسوس که در خداوندهستند سلام رسانید. bible_en_fa For it is written, As I live, saith the Lord, every knee shall bow to me, and every tongue shall confess to God. طریفینا و طریفوسا را که در خداوند زحمت کشیده‌اند سلام گویید؛ وپرسیس محبوبه را که در خداوند زحمت بسیارکشید سلام دهید. bible_en_fa So then every one of us shall give account of himself to God. و روفس برگزیده درخداوند و مادر او و مرا سلام بگویید. bible_en_fa Let us not therefore judge one another any more: but judge this rather, that no man put a stumblingblock or an occasion to fall in his brother's way. اسنکریطس را و فلیکون و هرماس وپطروباس و هرمیس و برادرانی که باایشانند سلام نمایید. bible_en_fa I know, and am persuaded by the Lord Jesus, that there is nothing unclean of itself: but to him that esteemeth any thing to be unclean, to him it is unclean. فیلولکس را و جولیه و نیریاس و خواهرش و اولمپاس و همه مقدسانی که با ایشانند سلام برسانید. bible_en_fa But if thy brother be grieved with thy meat, now walkest thou not charitably. Destroy not him with thy meat, for whom Christ died. ویکدیگر را به بوسه مقدسانه سلام نمایید. وجمیع کلیساهای مسیح شما را سلام می‌فرستند. bible_en_fa Let not then your good be evil spoken of: لکن‌ای برادران از شما استدعا می‌کنم آن کسانی را که منشا تفاریق و لغزشهای مخالف آن تعلیمی که شما یافته‌اید می‌باشند، ملاحظه کنیدو از ایشان اجتناب نمایید. bible_en_fa For the kingdom of God is not meat and drink; but righteousness, and peace, and joy in the Holy Ghost. زیرا که چنین اشخاص خداوند ما عیسی مسیح را خدمت نمی کنند بلکه شکم خود را و به الفاظ نیکو وسخنان شیرین دلهای ساده دلان را می‌فریبند. bible_en_fa For he that in these things serveth Christ is acceptable to God, and approved of men. زیرا که اطاعت شما در جمیع مردم شهرت یافته است. پس درباره شما مسرور شدم. اماآرزوی این دارم که در نیکویی دانا و در بدی ساده دل باشید. bible_en_fa Let us therefore follow after the things which make for peace, and things wherewith one may edify another. و خدای سلامتی بزودی شیطان را زیرپایهای شما خواهد سایید.فیض خداوند ما عیسی مسیح با شما باد. bible_en_fa For meat destroy not the work of God. All things indeed are pure; but it is evil for that man who eateth with offence. تیموتاوس همکار من و لوقا و یاسون وسوسیپاطرس که خویشان منند شما را سلام می‌فرستند. bible_en_fa It is good neither to eat flesh, nor to drink wine, nor any thing whereby thy brother stumbleth, or is offended, or is made weak. من طرتیوس، کاتب رساله، شما رادر خداوند سلام می‌گویم. bible_en_fa Hast thou faith? have it to thyself before God. Happy is he that condemneth not himself in that thing which he alloweth. قایوس که مرا وتمام کلیسا را میزبان است، شما را سلام می‌فرستد. و ارسطس خزینه دار شهر و کوارطس برادر به شما سلام می‌فرستند. bible_en_fa And he that doubteth is damned if he eat, because he eateth not of faith: for whatsoever is not of faith is sin. الان او را که قادر است که شما را استوار سازد، برحسب بشارت من و موعظه عیسی مسیح، مطابق کشف آن سری که از زمانهای ازلی مخفی بود،لکن درحال مکشوف شد و بوسیله کتب انبیا برحسب فرموده خدای سرمدی به جمیع امت‌ها بجهت اطاعت ایمان آشکارا گردید، bible_en_fa We then that are strong ought to bear the infirmities of the weak, and not to please ourselves. لکن درحال مکشوف شد و بوسیله کتب انبیا برحسب فرموده خدای سرمدی به جمیع امت‌ها بجهت اطاعت ایمان آشکارا گردید، bible_en_fa Let every one of us please his neighbour for his good to edification. پولس به اراده خدا رسول خوانده شده عیسی مسیح و سوستانیس برادر، bible_en_fa For even Christ pleased not himself; but, as it is written, The reproaches of them that reproached thee fell on me. به کلیسای خدا که در قرنتس است، ازمقدسین در مسیح عیسی که برای تقدس خوانده شده‌اند، با همه کسانی که در هرجا نام خداوند ماعیسی مسیح را می‌خوانند که (خداوند) ما و(خداوند) ایشان است. bible_en_fa For whatsoever things were written aforetime were written for our learning, that we through patience and comfort of the scriptures might have hope. فیض و سلامتی ازجانب پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند بر شماباد. bible_en_fa Now the God of patience and consolation grant you to be likeminded one toward another according to Christ Jesus: خدای خود را پیوسته شکر می‌کنم درباره شما برای آن فیض خدا که در مسیح عیسی به شما عطا شده است، bible_en_fa That ye may with one mind and one mouth glorify God, even the Father of our Lord Jesus Christ. زیرا شما از هرچیز دروی دولتمند شده‌اید، در هر کلام و در هرمعرفت. bible_en_fa Wherefore receive ye one another, as Christ also received us to the glory of God. چنانکه شهادت مسیح در شما استوارگردید، bible_en_fa Now I say that Jesus Christ was a minister of the circumcision for the truth of God, to confirm the promises made unto the fathers: بحدی که در هیچ بخشش ناقص نیستیدو منتظر مکاشفه خداوند ما عیسی مسیح می‌باشید. bible_en_fa And that the Gentiles might glorify God for his mercy; as it is written, For this cause I will confess to thee among the Gentiles, and sing unto thy name. که او نیز شما را تا آخر استوار خواهدفرمود تا در روز خداوند ما عیسی مسیح بی‌ملامت باشید. bible_en_fa And again he saith, Rejoice, ye Gentiles, with his people. امین است خدایی که شما را به شراکت پسر خود عیسی مسیح خداوند ماخوانده است. bible_en_fa And again, Praise the Lord, all ye Gentiles; and laud him, all ye people. لکن‌ای برادران از شما استدعا دارم به نام خداوند ما عیسی مسیح که همه یک سخن گوییدو شقاق در میان شما نباشد، بلکه در یک فکر ویک رای کامل شوید. bible_en_fa And again, Esaias saith, There shall be a root of Jesse, and he that shall rise to reign over the Gentiles; in him shall the Gentiles trust. زیرا که‌ای برادران من، از اهل خانه خلوئی درباره شما خبر به من رسیدکه نزاعها در میان شما پیدا شده است. bible_en_fa Now the God of hope fill you with all joy and peace in believing, that ye may abound in hope, through the power of the Holy Ghost. غرض اینکه هریکی از شما می‌گوید که من از پولس هستم، و من از اپلس، و من از کیفا، و من از مسیح. bible_en_fa And I myself also am persuaded of you, my brethren, that ye also are full of goodness, filled with all knowledge, able also to admonish one another. آیا مسیح منقسم شد؟ یا پولس در راه شمامصلوب گردید؟ یا به نام پولس تعمید یافتید؟ bible_en_fa Nevertheless, brethren, I have written the more boldly unto you in some sort, as putting you in mind, because of the grace that is given to me of God, خدا را شکر می‌کنم که هیچ‌یکی از شما راتعمید ندادم جز کرسپس و قایوس، bible_en_fa That I should be the minister of Jesus Christ to the Gentiles, ministering the gospel of God, that the offering up of the Gentiles might be acceptable, being sanctified by the Holy Ghost. که مباداکسی گوید که به نام خود تعمید دادم. bible_en_fa I have therefore whereof I may glory through Jesus Christ in those things which pertain to God. وخاندان استیفان را نیز تعمید دادم و دیگر یادندارم که کسی را تعمید داده باشم. bible_en_fa For I will not dare to speak of any of those things which Christ hath not wrought by me, to make the Gentiles obedient, by word and deed, زیرا که مسیح مرا فرستاد، نه تا تعمید دهم بلکه تا بشارت رسانم، نه به حکمت کلام مبادا صلیب مسیح باطل شود. bible_en_fa Through mighty signs and wonders, by the power of the Spirit of God; so that from Jerusalem, and round about unto Illyricum, I have fully preached the gospel of Christ. زیرا ذکر صلیب برای هالکان حماقت است، لکن نزد ما که ناجیان هستیم قوت خداست. bible_en_fa Yea, so have I strived to preach the gospel, not where Christ was named, lest I should build upon another man's foundation: زیرا مکتوب است: «حکمت حکما را باطل سازم و فهم فهیمان را نابود گردانم.» bible_en_fa But as it is written, To whom he was not spoken of, they shall see: and they that have not heard shall understand. کجا است حکیم؟ کجا کاتب؟ کجا مباحث این دنیا؟ مگرخدا حکمت جهان را جهالت نگردانیده است؟ bible_en_fa For which cause also I have been much hindered from coming to you. زیرا که چون برحسب حکمت خدا، جهان ازحکمت خود به معرفت خدا نرسید، خدا بدین رضا داد که بوسیله جهالت موعظه، ایمانداران رانجات‌بخشد. bible_en_fa But now having no more place in these parts, and having a great desire these many years to come unto you; چونکه یهود آیتی می‌خواهند ویونانیان طالب حکمت هستند. bible_en_fa Whensoever I take my journey into Spain, I will come to you: for I trust to see you in my journey, and to be brought on my way thitherward by you, if first I be somewhat filled with your company. لکن ما به مسیح مصلوب وعظ می‌کنیم که یهود را لغزش و امت هارا جهالت است. bible_en_fa But now I go unto Jerusalem to minister unto the saints. لکن دعوت‌شدگان را خواه یهود و خواه یونانی مسیح قوت خدا و حکمت خدا است. bible_en_fa For it hath pleased them of Macedonia and Achaia to make a certain contribution for the poor saints which are at Jerusalem. زیرا که جهالت خدا از انسان حکیمتر است و ناتوانی خدا از مردم، تواناتر. bible_en_fa It hath pleased them verily; and their debtors they are. For if the Gentiles have been made partakers of their spiritual things, their duty is also to minister unto them in carnal things. زیرا‌ای برادران دعوت خود را ملاحظه نمایید که بسیاری بحسب جسم حکیم نیستند وبسیاری توانا نی و بسیاری شریف نی. bible_en_fa When therefore I have performed this, and have sealed to them this fruit, I will come by you into Spain. بلکه خدا جهال جهان را برگزید تا حکما را رسوا سازدو خدا ناتوانان عالم را برگزید تا توانایان را رسواسازد، bible_en_fa And I am sure that, when I come unto you, I shall come in the fulness of the blessing of the gospel of Christ. و خسیسان دنیا و محقران را خدابرگزید، بلکه نیستیها را تا هستیها را باطل گرداند. bible_en_fa Now I beseech you, brethren, for the Lord Jesus Christ's sake, and for the love of the Spirit, that ye strive together with me in your prayers to God for me; تا هیچ بشری در حضور او فخر نکند. bible_en_fa That I may be delivered from them that do not believe in Judaea; and that my service which I have for Jerusalem may be accepted of the saints; لکن از او شما هستید در عیسی مسیح که از جانب خدابرای شما حکمت شده است و عدالت قدوسیت و فدا.تا چنانکه مکتوب است هر‌که فخر کنددر خداوند فخر نماید. bible_en_fa That I may come unto you with joy by the will of God, and may with you be refreshed. تا چنانکه مکتوب است هر‌که فخر کنددر خداوند فخر نماید. bible_en_fa Now the God of peace be with you all. Amen. و من‌ای برادران، چون به نزد شما آمدم، با فضیلت کلام یا حکمت نیامدم چون شمارا به‌سر خدا اعلام می‌نمودم. bible_en_fa I commend unto you Phebe our sister, which is a servant of the church which is at Cenchrea: زیرا عزیمت نکردم که چیزی در میان شما دانسته باشم جزعیسی مسیح و او را مصلوب. bible_en_fa That ye receive her in the Lord, as becometh saints, and that ye assist her in whatsoever business she hath need of you: for she hath been a succourer of many, and of myself also. و من در ضعف وترس و لرزش بسیار نزد شما شدم، bible_en_fa Greet Priscilla and Aquila my helpers in Christ Jesus: و کلام ووعظ من به سخنان مقنع حکمت نبود، بلکه به برهان روح و قوت، bible_en_fa Who have for my life laid down their own necks: unto whom not only I give thanks, but also all the churches of the Gentiles. تا ایمان شما در حکمت انسان نباشد بلکه در قوت خدا. bible_en_fa Likewise greet the church that is in their house. Salute my wellbeloved Epaenetus, who is the firstfruits of Achaia unto Christ. لکن حکمتی بیان می‌کنیم نزد کاملین، اماحکمتی که از این عالم نیست و نه از روسای این عالم که زایل می‌گردند. bible_en_fa Greet Mary, who bestowed much labour on us. بلکه حکمت خدا را درسری بیان می‌کنیم، یعنی آن حکمت مخفی را که خدا پیش از دهرها برای جلال ما مقدر فرمود، bible_en_fa Salute Andronicus and Junia, my kinsmen, and my fellowprisoners, who are of note among the apostles, who also were in Christ before me. که احدی از روسای این عالم آن را ندانست زیرا اگر می‌دانستند خداوند جلال را مصلوب نمی کردند. bible_en_fa Greet Amplias my beloved in the Lord. بلکه چنانکه مکتوب است: «چیزهایی را که چشمی ندید و گوشی نشنید و به‌خاطر انسانی خطور نکرد، یعنی آنچه خدا برای دوستداران خود مهیا کرده است.» bible_en_fa Salute Urbane, our helper in Christ, and Stachys my beloved. اما خدا آنهارا به روح خود بر ما کشف نموده است، زیرا که روح همه‌چیز حتی عمقهای خدا را نیز تفحص می‌کند. bible_en_fa Salute Apelles approved in Christ. Salute them which are of Aristobulus' household. زیرا کیست از مردمان که امور انسان رابداند جز روح انسان که در وی می‌باشد. همچنین نیز امور خدا را هیچ‌کس ندانسته است، جز روح خدا. bible_en_fa Salute Herodion my kinsman. Greet them that be of the household of Narcissus, which are in the Lord. لیکن ما روح جهان را نیافته‌ایم، بلکه آن روح که از خداست تا آنچه خدا به ما عطا فرموده است بدانیم. bible_en_fa Salute Tryphena and Tryphosa, who labour in the Lord. Salute the beloved Persis, which laboured much in the Lord. که آنها را نیز بیان می‌کنیم نه به سخنان آموخته شده از حکمت انسان، بلکه به آنچه روح‌القدس می‌آموزد و روحانیها را باروحانیها جمع می‌نماییم. bible_en_fa Salute Rufus chosen in the Lord, and his mother and mine. اما انسان نفسانی‌امور روح خدا را نمی پذیرد زیرا که نزد او جهالت است و آنها را نمی تواند فهمید زیرا حکم آنها ازروح می‌شود. bible_en_fa Salute Asyncritus, Phlegon, Hermas, Patrobas, Hermes, and the brethren which are with them. لکن شخص روحانی در همه‌چیز حکم می‌کند و کسی را در او حکم نیست.«زیرا کیست که فکر خداوند را دانسته باشد تااو را تعلیم دهد؟» لکن ما فکر مسیح را داریم. bible_en_fa Salute Philologus, and Julia, Nereus, and his sister, and Olympas, and all the saints which are with them. «زیرا کیست که فکر خداوند را دانسته باشد تااو را تعلیم دهد؟» لکن ما فکر مسیح را داریم. bible_en_fa Salute one another with an holy kiss. The churches of Christ salute you. و من‌ای برادران نتوانستم به شما سخن گویم چون روحانیان، بلکه چون جسمانیان و چون اطفال در مسیح. bible_en_fa Now I beseech you, brethren, mark them which cause divisions and offences contrary to the doctrine which ye have learned; and avoid them. و شما را به شیر خوراک دادم نه به گوشت زیرا که هنوزاستطاعت آن نداشتید بلکه الحال نیز ندارید، bible_en_fa For they that are such serve not our Lord Jesus Christ, but their own belly; and by good words and fair speeches deceive the hearts of the simple. زیرا که تا به حال جسمانی هستید، چون در میان شما حسد و نزاع و جدایی‌ها است. آیا جسمانی نیستید و به طریق انسان رفتار نمی نمایید؟ bible_en_fa For your obedience is come abroad unto all men. I am glad therefore on your behalf: but yet I would have you wise unto that which is good, and simple concerning evil. زیراچون یکی گوید من از پولس و دیگری من از اپلس هستم، آیا انسان نیستید؟ bible_en_fa And the God of peace shall bruise Satan under your feet shortly. The grace of our Lord Jesus Christ be with you. Amen. پس کیست پولس و کیست اپلس؟ جزخادمانی که بواسطه ایشان ایمان آوردید و به اندازه‌ای که خداوند به هرکس داد. bible_en_fa Timotheus my workfellow, and Lucius, and Jason, and Sosipater, my kinsmen, salute you. من کاشتم واپلس آبیاری کرد لکن خدا نمو می‌بخشید. bible_en_fa I Tertius, who wrote this epistle, salute you in the Lord. لهذانه کارنده چیزی است و نه آب دهنده بلکه خدای رویاننده. bible_en_fa Gaius mine host, and of the whole church, saluteth you. Erastus the chamberlain of the city saluteth you, and Quartus a brother. و کارنده و سیرآب کننده‌یک هستند، لکن هر یک اجرت خود را بحسب مشقت خودخواهند یافت. bible_en_fa The grace of our Lord Jesus Christ be with you all. Amen. زیرا با خدا همکاران هستیم وشما زراعت خدا و عمارت خدا هستید. bible_en_fa Now to him that is of power to stablish you according to my gospel, and the preaching of Jesus Christ, according to the revelation of the mystery, which was kept secret since the world began, بحسب فیض خدا که به من عطا شد، چون معمار دانا بنیاد نهادم و دیگری بر آن عمارت می‌سازد؛ لکن هرکس با‌خبر باشد که چگونه عمارت می‌کند. bible_en_fa But now is made manifest, and by the scriptures of the prophets, according to the commandment of the everlasting God, made known to all nations for the obedience of faith: زیرا بنیادی دیگر هیچ‌کس نمی تواند نهاد جز آنکه نهاده شده است، یعنی عیسی مسیح. bible_en_fa To God only wise, be glory through Jesus Christ for ever. Amen. لکن اگر کسی بر آن بنیاد، عمارتی از طلا یا نقره یا جواهر یا چوب یا گیاه یاکاه بنا کند، bible_en_fa Paul, called to be an apostle of Jesus Christ through the will of God, and Sosthenes our brother, کار هرکس آشکار خواهد شد، زیرا که آن روز آن را ظاهر خواهد نمود، چونکه آن به آتش به ظهور خواهد رسید و خود آتش، عمل هرکس را خواهد آزمود که چگونه است. bible_en_fa Unto the church of God which is at Corinth, to them that are sanctified in Christ Jesus, called to be saints, with all that in every place call upon the name of Jesus Christ our Lord, both theirs and ours: اگر کاری که کسی بر آن گذارده باشد بماند، اجر خواهد یافت. bible_en_fa Grace be unto you, and peace, from God our Father, and from the Lord Jesus Christ. و اگر عمل کسی سوخته شود، زیان بدو وارد آید، هرچند خود نجات یابداما چنانکه از میان آتش. bible_en_fa I thank my God always on your behalf, for the grace of God which is given you by Jesus Christ; آیا نمی دانید که هیکل خدا هستید و روح خدا در شما ساکن است؟ bible_en_fa That in every thing ye are enriched by him, in all utterance, and in all knowledge; اگر کسی هیکل خدارا خراب کند، خدا او را هلاک سازد زیرا هیکل خدا مقدس است و شما آن هستید. bible_en_fa Even as the testimony of Christ was confirmed in you: زنهارکسی خود را فریب ندهد! اگر کسی از شما خودرا در این جهان حکیم پندارد، جاهل بشود تاحکیم گردد. bible_en_fa So that ye come behind in no gift; waiting for the coming of our Lord Jesus Christ: زیرا حکمت این جهان نزد خداجهالت است، چنانکه مکتوب است: «حکما را به مکر خودشان گرفتار می‌سازد.» bible_en_fa Who shall also confirm you unto the end, that ye may be blameless in the day of our Lord Jesus Christ. و ایض: «خداوند افکار حکما را می‌داند که باطل است.» bible_en_fa God is faithful, by whom ye were called unto the fellowship of his Son Jesus Christ our Lord. پس هیچ‌کس در انسان فخر نکند، زیراهمه‌چیز از آن شما است: bible_en_fa Now I beseech you, brethren, by the name of our Lord Jesus Christ, that ye all speak the same thing, and that there be no divisions among you; but that ye be perfectly joined together in the same mind and in the same judgment. خواه پولس، خواه اپلس، خواه کیفا، خواه دنیا، خواه زندگی، خواه موت، خواه چیزهای حال، خواه چیزهای آینده، همه از آن شما است،و شما از مسیح و مسیح از خدا می‌باشد. bible_en_fa For it hath been declared unto me of you, my brethren, by them which are of the house of Chloe, that there are contentions among you. و شما از مسیح و مسیح از خدا می‌باشد. bible_en_fa Now this I say, that every one of you saith, I am of Paul; and I of Apollos; and I of Cephas; and I of Christ. هرکس ما را چون خدام مسیح و وکلای اسرار خدا بشمارد. bible_en_fa Is Christ divided? was Paul crucified for you? or were ye baptized in the name of Paul? و دیگر در وکلابازپرس می‌شود که هر یکی امین باشد. bible_en_fa I thank God that I baptized none of you, but Crispus and Gaius; امابجهت من کمتر چیزی است که از شما یا از یوم بشر حکم کرده شوم، بلکه برخود نیز حکم نمی کنم. bible_en_fa Lest any should say that I had baptized in mine own name. زیرا که در خود عیبی نمی بینم، لکن ازاین عادل شمرده نمی شوم، بلکه حکم کننده من خداوند است. bible_en_fa And I baptized also the household of Stephanas: besides, I know not whether I baptized any other. لهذا پیش از وقت به چیزی حکم مکنید تا خداوند بیاید که خفایای ظلمت راروشن خواهد کرد و نیتهای دلها را به ظهورخواهد آورد؛ آنگاه هرکس را مدح از خدا خواهدبود. bible_en_fa For Christ sent me not to baptize, but to preach the gospel: not with wisdom of words, lest the cross of Christ should be made of none effect. اما‌ای برادران، این چیزها را بطور مثل به خود و اپلس نسبت دادم به‌خاطر شما تا درباره ماآموخته شوید که از آنچه مکتوب است تجاوزنکنید و تا هیچ‌یکی از شما تکبر نکند برای یکی بر دیگری. bible_en_fa For the preaching of the cross is to them that perish foolishness; but unto us which are saved it is the power of God. زیرا کیست که تو را برتری داد وچه چیز داری که نیافتی؟ پس چون یافتی، چرافخر می‌کنی که گویا نیافتی. bible_en_fa For it is written, I will destroy the wisdom of the wise, and will bring to nothing the understanding of the prudent. الحال سیر شده و دولتمند گشته‌اید و بدون ما سلطنت می‌کنید؛ و کاشکه سلطنت می‌کردیدتا ما نیز با شما سلطنت می‌کردیم. bible_en_fa Where is the wise? where is the scribe? where is the disputer of this world? hath not God made foolish the wisdom of this world? زیرا گمان می‌برم که خدا ما رسولان را آخر همه عرضه داشت مثل آنانی که فتوای موت بر ایشان شده است، زیرا که جهان و فرشتگان و مردم راتماشاگاه شده‌ایم. bible_en_fa For after that in the wisdom of God the world by wisdom knew not God, it pleased God by the foolishness of preaching to save them that believe. ما به‌خاطر مسیح جاهل هستیم، لکن شما در مسیح دانا هستید؛ ما ضعیف لکن شما توانا؛ شما عزیز اما ما ذلیل. bible_en_fa For the Jews require a sign, and the Greeks seek after wisdom: تا به همین ساعت گرسنه و تشنه و عریان و کوبیده وآواره هستیم، bible_en_fa But we preach Christ crucified, unto the Jews a stumblingblock, and unto the Greeks foolishness; و به‌دستهای خود کار کرده، مشقت می‌کشیم و دشنام شنیده، برکت می‌طلبیم و مظلوم گردیده، صبر می‌کنیم. bible_en_fa But unto them which are called, both Jews and Greeks, Christ the power of God, and the wisdom of God. چون افترا بر مامی زنند، نصیحت می‌کنیم و مثل قاذورات دنیا وفضلات همه‌چیز شده‌ایم تا به حال. bible_en_fa Because the foolishness of God is wiser than men; and the weakness of God is stronger than men. و این را نمی نویسم تا شما را شرمنده سازم بلکه چون فرزندان محبوب خود تنبیه می‌کنم. bible_en_fa For ye see your calling, brethren, how that not many wise men after the flesh, not many mighty, not many noble, are called: زیرا هرچند هزاران استاد در مسیح داشته باشید، لکن پدران بسیار ندارید، زیرا که من شما رادر مسیح عیسی به انجیل تولید نمودم، bible_en_fa But God hath chosen the foolish things of the world to confound the wise; and God hath chosen the weak things of the world to confound the things which are mighty; پس ازشما التماس می‌کنم که به من اقتدا نمایید. bible_en_fa And base things of the world, and things which are despised, hath God chosen, yea, and things which are not, to bring to nought things that are: برای همین تیموتاوس را نزد شما فرستادم که اوست فرزند محبوب من و امین در خداوند تا راههای مرا در مسیح به یاد شما بیاورد، چنانکه در هرجاو در هرکلیسا تعلیم می‌دهم. bible_en_fa That no flesh should glory in his presence. اما بعضی تکبرمی کنند به گمان آنکه من نزد شما نمی آیم. bible_en_fa But of him are ye in Christ Jesus, who of God is made unto us wisdom, and righteousness, and sanctification, and redemption: لکن به زودی نزد شما خواهم آمد، اگرخداوند بخواهد و خواهم دانست نه سخن متکبران را بلکه قوت ایشان را. bible_en_fa That, according as it is written, He that glorieth, let him glory in the Lord. زیرا ملکوت خدا به زبان نیست بلکه در قوت است.چه خواهش دارید آیا با چوب نزد شما بیایم یا بامحبت و روح حلم؟ bible_en_fa And I, brethren, when I came to you, came not with excellency of speech or of wisdom, declaring unto you the testimony of God. چه خواهش دارید آیا با چوب نزد شما بیایم یا بامحبت و روح حلم؟ bible_en_fa For I determined not to know any thing among you, save Jesus Christ, and him crucified. فی الحقیقه شنیده می‌شود که در میان شمازنا پیدا شده است، و چنان زنایی که درمیان امت‌ها هم نیست؛ که شخصی زن پدر خود را داشته باشد. bible_en_fa And I was with you in weakness, and in fear, and in much trembling. و شما فخر می‌کنید بلکه ماتم هم ندارید، چنانکه باید تا آن کسی‌که این عمل را کرداز میان شما بیرون شود. bible_en_fa And my speech and my preaching was not with enticing words of man's wisdom, but in demonstration of the Spirit and of power: زیرا که من هرچند درجسم غایبم، اما در روح حاضرم؛ و الان چون حاضر، حکم کردم در حق کسی‌که این را چنین کرده است. bible_en_fa That your faith should not stand in the wisdom of men, but in the power of God. به نام خداوند ما عیسی مسیح، هنگامی که شما با روح من با قوت خداوند ماعیسی مسیح جمع شوید، bible_en_fa Howbeit we speak wisdom among them that are perfect: yet not the wisdom of this world, nor of the princes of this world, that come to nought: که چنین شخص به شیطان سپرده شود بجهت هلاکت جسم تا روح در روز خداوند عیسی نجات یابد. bible_en_fa But we speak the wisdom of God in a mystery, even the hidden wisdom, which God ordained before the world unto our glory: فخر شما نیکو نیست. آیا آگاه نیستید که اندک خمیرمایه، تمام خمیر را مخمر می‌سازد؟ bible_en_fa Which none of the princes of this world knew: for had they known it, they would not have crucified the Lord of glory. پس خود را از خمیرمایه کهنه پاک سازید تافطیر تازه باشید، چنانکه بی‌خمیرمایه هستید زیراکه فصح ما مسیح در راه ما ذبح شده است. bible_en_fa But as it is written, Eye hath not seen, nor ear heard, neither have entered into the heart of man, the things which God hath prepared for them that love him. پس عید را نگاه داریم نه به خمیرمایه کهنه و نه به خمیرمایه بدی و شرارت، بلکه به فطیر ساده دلی و راستی. bible_en_fa But God hath revealed them unto us by his Spirit: for the Spirit searcheth all things, yea, the deep things of God. در آن رساله به شما نوشتم که با زانیان معاشرت نکنید. bible_en_fa For what man knoweth the things of a man, save the spirit of man which is in him? even so the things of God knoweth no man, but the Spirit of God. لکن نه مطلق با زانیان این جهان یا طمعکاران و یا ستمکاران یا بت‌پرستان، که در این صورت می‌باید از دنیا بیرون شوید. bible_en_fa Now we have received, not the spirit of the world, but the spirit which is of God; that we might know the things that are freely given to us of God. لکن الان به شما می‌نویسم که اگر کسی‌که به برادر نامیده می‌شود، زانی یا طماع یا بت‌پرست یافحاش یا میگسار یا ستمگر باشد، با چنین شخص معاشرت مکنید بلکه غذا هم مخورید. bible_en_fa Which things also we speak, not in the words which man's wisdom teacheth, but which the Holy Ghost teacheth; comparing spiritual things with spiritual. زیرا مرا چه‌کار است که بر آنانی که خارج اندداوری کنم. آیا شما بر اهل داخل داوری نمی کنید؟لکن آنانی را که خارج‌اند خدا داوری خواهد کرد. پس آن شریر را از میان خودبرانید. bible_en_fa But the natural man receiveth not the things of the Spirit of God: for they are foolishness unto him: neither can he know them, because they are spiritually discerned. لکن آنانی را که خارج‌اند خدا داوری خواهد کرد. پس آن شریر را از میان خودبرانید. bible_en_fa But he that is spiritual judgeth all things, yet he himself is judged of no man. آیا کسی از شما چون بر دیگری مدعی باشد، جرات دارد که مرافعه برد پیش ظالمان نه نزد مقدسان؟ bible_en_fa For who hath known the mind of the Lord, that he may instruct him? But we have the mind of Christ. یا نمی دانید که مقدسان، دنیا را داوری خواهند کرد؛ و اگر دنیا از شما حکم یابد، آیا قابل مقدمات کمتر نیستید؟ bible_en_fa And I, brethren, could not speak unto you as unto spiritual, but as unto carnal, even as unto babes in Christ. آیانمی دانید که فرشتگان را داوری خواهیم کرد تاچه رسد به امور روزگار؟ bible_en_fa I have fed you with milk, and not with meat: for hitherto ye were not able to bear it, neither yet now are ye able. پس چون در مقدمات روزگار مرافعه دارید، آیا آنانی را که در کلیساحقیر شمرده می‌شوند، می‌نشانید؟ bible_en_fa For ye are yet carnal: for whereas there is among you envying, and strife, and divisions, are ye not carnal, and walk as men? بجهت انفعال شما می‌گویم، آیا در میان شما یک نفر دانانیست که بتواند در میان برادران خود حکم کند؟ bible_en_fa For while one saith, I am of Paul; and another, I am of Apollos; are ye not carnal? بلکه برادر با برادر به محاکمه می‌رود و آن هم نزد بی‌ایمانان! bible_en_fa Who then is Paul, and who is Apollos, but ministers by whom ye believed, even as the Lord gave to every man? بلکه الان شما را بالکلیه قصوری است که بایکدیگر مرافعه دارید. چرا بیشتر مظلوم نمی شوید و چرا بیشتر مغبون نمی شوید؟ bible_en_fa I have planted, Apollos watered; but God gave the increase. بلکه شما ظلم می‌کنید و مغبون می‌سازید و این را نیزبه برادران خود! bible_en_fa So then neither is he that planteth any thing, neither he that watereth; but God that giveth the increase. آیا نمی دانید که ظالمان وارث ملکوت خدا نمی شوند؟ فریب مخورید، زیرافاسقان و بت‌پرستان و زانیان و متنعمان و لواط bible_en_fa Now he that planteth and he that watereth are one: and every man shall receive his own reward according to his own labour. و دزدان و طمعکاران و میگساران و فحاشان وستمگران وارث ملکوت خدا نخواهند شد. bible_en_fa For we are labourers together with God: ye are God's husbandry, ye are God's building. وبعضی از شما چنین می‌بودید لکن غسل یافته ومقدس گردیده و عادل کرده شده‌اید به نام عیسی خداوند و به روح خدای ما. bible_en_fa According to the grace of God which is given unto me, as a wise masterbuilder, I have laid the foundation, and another buildeth thereon. But let every man take heed how he buildeth thereupon. همه‌چیز برای من جایز است لکن هرچیزمفید نیست. همه‌چیز برای من رواست، لیکن نمی گذارم که چیزی بر من تسلط یابد. bible_en_fa For other foundation can no man lay than that is laid, which is Jesus Christ. خوراک برای شکم است و شکم برای خوراک، لکن خدااین و آن را فانی خواهد ساخت. اما جسم برای زنانیست، بلکه برای خداوند است و خداوند برای جسم. bible_en_fa Now if any man build upon this foundation gold, silver, precious stones, wood, hay, stubble; و خدا خداوند را برخیزانید و ما را نیز به قوت خود خواهد برخیزانید. bible_en_fa Every man's work shall be made manifest: for the day shall declare it, because it shall be revealed by fire; and the fire shall try every man's work of what sort it is. آیا نمی دانید که بدنهای شما اعضای مسیح است؟ پس آیااعضای مسیح را برداشته، اعضای فاحشه گردانم؟ حاشا! bible_en_fa If any man's work abide which he hath built thereupon, he shall receive a reward. آیا نمی دانید که هرکه با فاحشه پیوندد، با وی یکتن باشد؟ زیرا می‌گوید «هردویک تن خواهند بود». bible_en_fa If any man's work shall be burned, he shall suffer loss: but he himself shall be saved; yet so as by fire. لکن کسی‌که با خداوندپیوندد یکروح است. bible_en_fa Know ye not that ye are the temple of God, and that the Spirit of God dwelleth in you? از زنا بگریزید. هر گناهی که آدمی می‌کند بیرون از بدن است، لکن زانی بربدن خود گناه می‌ورزد. bible_en_fa If any man defile the temple of God, him shall God destroy; for the temple of God is holy, which temple ye are. یا نمی دانید که بدن شما هیکل روح‌القدس است که در شما است که از خدا یافته‌اید و از آن خود نیستید؟زیرا که به قیمتی خریده شدید، پس خدا را به بدن خودتمجید نمایید. bible_en_fa Let no man deceive himself. If any man among you seemeth to be wise in this world, let him become a fool, that he may be wise. زیرا که به قیمتی خریده شدید، پس خدا را به بدن خودتمجید نمایید. bible_en_fa For the wisdom of this world is foolishness with God. For it is written, He taketh the wise in their own craftiness. اما درباره آنچه به من نوشته بودید: مرد رانیکو آن است که زن را لمس نکند. bible_en_fa And again, The Lord knoweth the thoughts of the wise, that they are vain. لکن بسبب زنا، هر مرد زوجه خود را بدارد و هر زن شوهر خود را بدارد. bible_en_fa Therefore let no man glory in men. For all things are yours; و شوهر حق زن را ادانماید و همچنین زن حق شوهر را. bible_en_fa Whether Paul, or Apollos, or Cephas, or the world, or life, or death, or things present, or things to come; all are yours; زن بر بدن خود مختار نیست بلکه شوهرش، و همچنین مرد نیز اختیار بدن خود ندارد بلکه زنش، bible_en_fa And ye are Christ's; and Christ is God's. از یکدیگرجدایی مگزینید مگر مدتی به رضای طرفین تابرای روزه و عبادت فارغ باشید؛ و باز با هم پیوندید مبادا شیطان شما را به‌سبب ناپرهیزی شما در تجربه اندازد، bible_en_fa Let a man so account of us, as of the ministers of Christ, and stewards of the mysteries of God. لکن این را می‌گویم به طریق اجازه نه به طریق حکم. bible_en_fa Moreover it is required in stewards, that a man be found faithful. اما می‌خواهم که همه مردم مثل خودم باشند. لکن هرکس نعمتی خاص از خدا دارد، یکی چنین و دیگری چنان. bible_en_fa But with me it is a very small thing that I should be judged of you, or of man's judgment: yea, I judge not mine own self. لکن به مجردین و بیوه‌زنان می‌گویم که ایشان را نیکو است که مثل من بمانند. bible_en_fa For I know nothing by myself; yet am I not hereby justified: but he that judgeth me is the Lord. لکن اگر پرهیزندارند، نکاح بکنند زیرا که نکاح از آتش هوس بهتر است. bible_en_fa Therefore judge nothing before the time, until the Lord come, who both will bring to light the hidden things of darkness, and will make manifest the counsels of the hearts: and then shall every man have praise of God. اما منکوحان را حکم می‌کنم و نه من بلکه خداوند که زن از شوهر خود جدا نشود؛ bible_en_fa And these things, brethren, I have in a figure transferred to myself and to Apollos for your sakes; that ye might learn in us not to think of men above that which is written, that no one of you be puffed up for one against another. و اگر جدا شود، مجرد بماند یا با شوهر خودصلح کند؛ و مرد نیز زن خود را جدا نسازد. bible_en_fa For who maketh thee to differ from another? and what hast thou that thou didst not receive? now if thou didst receive it, why dost thou glory, as if thou hadst not received it? و دیگران را من می‌گویم نه خداوند که اگرکسی از برادران زنی بی‌ایمان داشته باشد و آن زن راضی باشد که با وی بماند، او را جدا نسازد. bible_en_fa Now ye are full, now ye are rich, ye have reigned as kings without us: and I would to God ye did reign, that we also might reign with you. وزنی که شوهر بی‌ایمان داشته باشد و او راضی باشد که با وی بماند، از شوهر خود جدا نشود. bible_en_fa For I think that God hath set forth us the apostles last, as it were appointed to death: for we are made a spectacle unto the world, and to angels, and to men. زیرا که شوهر بی‌ایمان از زن خود مقدس می‌شود و زن بی‌ایمان از برادر مقدس می‌گردد واگرنه اولاد شما ناپاک می‌بودند، لکن الحال مقدسند. bible_en_fa We are fools for Christ's sake, but ye are wise in Christ; we are weak, but ye are strong; ye are honourable, but we are despised. اما اگر بی‌ایمان جدایی نماید، بگذارش که بشود زیرا برادر یا خواهر در این صورت مقید نیست و خدا ما را به سلامتی خوانده است. bible_en_fa Even unto this present hour we both hunger, and thirst, and are naked, and are buffeted, and have no certain dwellingplace; زیرا که تو چه دانی‌ای زن که شوهرت را نجات خواهی داد؟ یا چه دانی‌ای مرد که زن خود را نجات خواهی داد؟ bible_en_fa And labour, working with our own hands: being reviled, we bless; being persecuted, we suffer it: مگر اینکه به هرطور که خداوند به هرکس قسمت فرموده و به همان حالت که خدا هرکس راخوانده باشد، بدینطور رفتار بکند؛ و همچنین درهمه کلیساها امر می‌کنم. bible_en_fa Being defamed, we intreat: we are made as the filth of the world, and are the offscouring of all things unto this day. اگر کسی در مختونی خوانده شود، نامختون نگردد و اگر کسی درنامختونی خوانده شود، مختون نشود. bible_en_fa I write not these things to shame you, but as my beloved sons I warn you. ختنه چیزی نیست و نامختونی هیچ، بلکه نگاه داشتن امرهای خدا. bible_en_fa For though ye have ten thousand instructors in Christ, yet have ye not many fathers: for in Christ Jesus I have begotten you through the gospel. هرکس در هر حالتی که خوانده شده باشد، در همان بماند. bible_en_fa Wherefore I beseech you, be ye followers of me. اگر در غلامی خوانده شدی تو را باکی نباشد، بلکه اگر هم می‌توانی آزاد شوی، آن را اولی تر استعمال کن. bible_en_fa For this cause have I sent unto you Timotheus, who is my beloved son, and faithful in the Lord, who shall bring you into remembrance of my ways which be in Christ, as I teach every where in every church. زیرا غلامی که در خداوند خوانده شده باشد، آزاد خداوند است؛ و همچنین شخصی آزاد که خوانده شد، غلام مسیح است. bible_en_fa Now some are puffed up, as though I would not come to you. به قیمتی خریده شدید، غلام انسان نشوید. bible_en_fa But I will come to you shortly, if the Lord will, and will know, not the speech of them which are puffed up, but the power. ‌ای برادران هرکس در هرحالتی که خوانده شده باشد، در آن نزد خدا بماند. bible_en_fa For the kingdom of God is not in word, but in power. اما درباره باکره‌ها حکمی از خداوند ندارم. لکن چون از خداوند رحمت یافتم که امین باشم، رای می‌دهم. bible_en_fa What will ye? shall I come unto you with a rod, or in love, and in the spirit of meekness? پس گمان می‌کنم که بجهت تنگی این زمان، انسان را نیکو آن است که همچنان بماند. bible_en_fa It is reported commonly that there is fornication among you, and such fornication as is not so much as named among the Gentiles, that one should have his father's wife. اگر با زن بسته شدی، جدایی مجوی واگر از زن جدا هستی دیگر زن مخواه. bible_en_fa And ye are puffed up, and have not rather mourned, that he that hath done this deed might be taken away from among you. لکن هرگاه نکاح کردی، گناه نورزیدی و هرگاه باکره منکوحه گردید، گناه نکرد. ولی چنین در جسم زحمت خواهند کشید، لیکن من بر شما شفقت دارم. bible_en_fa For I verily, as absent in body, but present in spirit, have judged already, as though I were present, concerning him that hath so done this deed, اما‌ای برادران، این را می‌گویم وقت تنگ است تا بعد از این آنانی که زن دارند مثل بی‌زن باشند bible_en_fa In the name of our Lord Jesus Christ, when ye are gathered together, and my spirit, with the power of our Lord Jesus Christ, و گریانان چون ناگریانان و خوشحالان مثل ناخوشحالان و خریدارن چون غیرمالکان باشند، bible_en_fa To deliver such an one unto Satan for the destruction of the flesh, that the spirit may be saved in the day of the Lord Jesus. و استعمال کنندگان این جهان مثل استعمال کنندگان نباشند، زیرا که صورت این جهان درگذر است. bible_en_fa Your glorying is not good. Know ye not that a little leaven leaveneth the whole lump? اما خواهش این دارم که شما بی‌اندیشه باشید. شخص مجرد در امور خداوند می‌اندیشدکه چگونه رضامندی خداوند را بجوید؛ bible_en_fa Purge out therefore the old leaven, that ye may be a new lump, as ye are unleavened. For even Christ our passover is sacrificed for us: وصاحب زن در امور دنیا می‌اندیشد که چگونه زن خود را خوش بسازد. bible_en_fa Therefore let us keep the feast, not with old leaven, neither with the leaven of malice and wickedness; but with the unleavened bread of sincerity and truth. در میان زن منکوحه وباکره نیز تفاوتی است، زیرا باکره در امور خداوندمی اندیشد تا هم در تن و هم در روح مقدس باشد؛ اما منکوحه در امور دنیا می‌اندیشد تا شوهر خودرا خوش سازد. bible_en_fa I wrote unto you in an epistle not to company with fornicators: اما این را برای نفع شمامی گویم نه آنکه دامی بر شما بنهم بلکه نظر به شایستگی و ملازمت خداوند، بی‌تشویش. bible_en_fa Yet not altogether with the fornicators of this world, or with the covetous, or extortioners, or with idolaters; for then must ye needs go out of the world. لکن هرگاه کسی گمان برد که با باکره خودناشایستگی می‌کند، اگر به حد بلوغ رسید و ناچاراست از چنین شدن، آنچه خواهد بکند؛ گناهی نیست؛ بگذار که نکاح کنند. bible_en_fa But now I have written unto you not to keep company, if any man that is called a brother be a fornicator, or covetous, or an idolater, or a railer, or a drunkard, or an extortioner; with such an one no not to eat. اما کسی‌که در دل خود پایدار است و احتیاج ندارد بلکه در اراده خود مختار است و در دل خود جازم است که باکره خود را نگاه دارد، نیکو می‌کند. bible_en_fa For what have I to do to judge them also that are without? do not ye judge them that are within? پس هم کسی‌که به نکاح دهد، نیکو می‌کند و کسی‌که به نکاح ندهد، نیکوتر می‌نماید. bible_en_fa But them that are without God judgeth. Therefore put away from among yourselves that wicked person. زن مادامی که شوهرش زنده است، بسته است. اما هرگاه شوهرش مرد آزاد گردید تا به هرکه بخواهد منکوحه شود، لیکن در خداوندفقط.اما بحسب رای من خوشحال تر است، اگر چنین بماند و من نیز گمان می‌برم که روح خدارا دارم. bible_en_fa Dare any of you, having a matter against another, go to law before the unjust, and not before the saints? اما بحسب رای من خوشحال تر است، اگر چنین بماند و من نیز گمان می‌برم که روح خدارا دارم. bible_en_fa Do ye not know that the saints shall judge the world? and if the world shall be judged by you, are ye unworthy to judge the smallest matters? اما درباره قربانی های بتها: می‌دانیم که همه علم داریم. علم باعث تکبر است، لکن محبت بنا می‌کند. bible_en_fa Know ye not that we shall judge angels? how much more things that pertain to this life? اگر کسی گمان برد که چیزی می‌داند، هنوز هیچ نمی داند، بطوری که بایددانست. bible_en_fa If then ye have judgments of things pertaining to this life, set them to judge who are least esteemed in the church. اما اگر کسی خدا را محبت نماید، نزد اومعروف می‌باشد. bible_en_fa I speak to your shame. Is it so, that there is not a wise man among you? no, not one that shall be able to judge between his brethren? پس درباره خوردن قربانی های بتها، می‌دانیم که بت در جهان چیزی نیست و اینکه خدایی دیگر جز یکی نیست. bible_en_fa But brother goeth to law with brother, and that before the unbelievers. زیرا هرچند هستند که به خدایان خوانده می‌شوند، چه در آسمان و چه درزمین، چنانکه خدایان بسیار و خداوندان بسیارمی باشند، bible_en_fa Now therefore there is utterly a fault among you, because ye go to law one with another. Why do ye not rather take wrong? why do ye not rather suffer yourselves to be defrauded? لکن ما را یک خداست یعنی پدر که همه‌چیز از اوست و ما برای او هستیم، و یک خداوند یعنی عیسی مسیح که همه‌چیز از اوست و ما از او هستیم. bible_en_fa Nay, ye do wrong, and defraud, and that your brethren. ولی همه را این معرفت نیست، زیرا بعضی تابه حال به اعتقاد اینکه بت هست، آن را چون قربانی بت می‌خورند و ضمیر ایشان چون ضعیف است نجس می‌شود. bible_en_fa Know ye not that the unrighteous shall not inherit the kingdom of God? Be not deceived: neither fornicators, nor idolaters, nor adulterers, nor effeminate, nor abusers of themselves with mankind, اما خوراک، ما رامقبول خدا نمی سازد زیرا که نه به خوردن بهتریم و نه به ناخوردن بدتر. bible_en_fa Nor thieves, nor covetous, nor drunkards, nor revilers, nor extortioners, shall inherit the kingdom of God. لکن احتیاط کنید مبادااختیار شما باعث لغزش ضعفا گردد. bible_en_fa And such were some of you: but ye are washed, but ye are sanctified, but ye are justified in the name of the Lord Jesus, and by the Spirit of our God. زیرا اگرکسی تو را که صاحب علم هستی بیند که در بتکده نشسته‌ای، آیا ضمیر آن کس که ضعیف است به خوردن قربانی های بتها بنا نمی شود؟ bible_en_fa All things are lawful unto me, but all things are not expedient: all things are lawful for me, but I will not be brought under the power of any. و از علم تو آن برادر ضعیف که مسیح برای او مرد هلاک خواهد شد. bible_en_fa Meats for the belly, and the belly for meats: but God shall destroy both it and them. Now the body is not for fornication, but for the Lord; and the Lord for the body. و همچنین چون به برادران گناه ورزیدید و ضمایر ضعیفشان را صدمه رسانیدید، همانا به مسیح خطا نمودید.بنابراین، اگرخوراک باعث لغزش برادر من باشد، تا به ابدگوشت نخواهم خورد تا برادر خود را لغزش ندهم. bible_en_fa And God hath both raised up the Lord, and will also raise up us by his own power. بنابراین، اگرخوراک باعث لغزش برادر من باشد، تا به ابدگوشت نخواهم خورد تا برادر خود را لغزش ندهم. bible_en_fa Know ye not that your bodies are the members of Christ? shall I then take the members of Christ, and make them the members of an harlot? God forbid. آیا رسول نیستم؟ آیا آزاد نیستم؟ آیا عیسی مسیح خداوند ما را ندیدم؟ آیا شماعمل من در خداوند نیستید؟ bible_en_fa What? know ye not that he which is joined to an harlot is one body? for two, saith he, shall be one flesh. هرگاه دیگران رارسول نباشم، البته شما را هستم زیرا که مهررسالت من در خداوند شما هستید. bible_en_fa But he that is joined unto the Lord is one spirit. حجت من بجهت آنانی که مرا امتحان می‌کنند این است bible_en_fa Flee fornication. Every sin that a man doeth is without the body; but he that commiteth fornication sinneth against his own body. که آیا اختیار خوردن و آشامیدن نداریم؟ bible_en_fa What? know ye not that your body is the temple of the Holy Ghost which is in you, which ye have of God, and ye are not your own? آیااختیار نداریم که خواهر دینی را به زنی گرفته، همراه خود ببریم، مثل سایر رسولان و برادران خداوند و کیفا؟ bible_en_fa For ye are bought with a price: therefore glorify God in your body, and in your spirit, which are God's. یا من و برنابا به تنهایی مختارنیستیم که کار نکنیم؟ bible_en_fa Now concerning the things whereof ye wrote unto me: It is good for a man not to touch a woman. کیست که هرگز از خرجی خود جنگ کند؟ یا کیست که تاکستانی غرس نموده، از میوه‌اش نخورد؟ یا کیست که گله‌ای بچراند و از شیر گله ننوشد؟ bible_en_fa Nevertheless, to avoid fornication, let every man have his own wife, and let every woman have her own husband. آیا این را بطور انسان می‌گویم یاشریعت نیز این را نمی گوید؟ bible_en_fa Let the husband render unto the wife due benevolence: and likewise also the wife unto the husband. زیرا که در تورات موسی مکتوب است که «گاو را هنگامی که خرمن را خرد می‌کند، دهان مبند». آیا خدا در فکر گاوان می‌باشد؟ bible_en_fa The wife hath not power of her own body, but the husband: and likewise also the husband hath not power of his own body, but the wife. آیا محض خاطر ما این رانمی گوید؟ بلی برای ما مکتوب است که شخم کننده می‌باید به امید، شخم نماید و خردکننده خرمن در امید یافتن قسمت خود باشد. bible_en_fa Defraud ye not one the other, except it be with consent for a time, that ye may give yourselves to fasting and prayer; and come together again, that Satan tempt you not for your incontinency. چون ما روحانیها را برای شما کاشتیم، آیا امربزرگی است که ما جسمانیهای شما را درو کنیم؟ bible_en_fa But I speak this by permission, and not of commandment. اگر دیگران در این اختیار بر شما شریکند آیانه ماه بیشتر؟ لیکن این اختیار را استعمال نکردیم، بلکه هرچیز را متحمل می‌شویم، مبادا انجیل مسیح را تعویق اندازیم. bible_en_fa For I would that all men were even as I myself. But every man hath his proper gift of God, one after this manner, and another after that. آیا نمی دانید که هرکه در امور مقدس مشغول باشد، از هیکل می‌خورد و هرکه خدمت مذبح کند، از مذبح نصیبی می‌دارد. bible_en_fa I say therefore to the unmarried and widows, It is good for them if they abide even as I. و همچنین خداوند فرمود که «هرکه به انجیل اعلام نماید، ازانجیل معیشت یابد». bible_en_fa But if they cannot contain, let them marry: for it is better to marry than to burn. لیکن من هیچیک از اینهارا استعمال نکردم و این را به این قصد ننوشتم تا بامن چنین شود، زیرا که مرا مردن بهتر است از آنکه کسی فخر مرا باطل گرداند. bible_en_fa And unto the married I command, yet not I, but the Lord, Let not the wife depart from her husband: زیرا هرگاه بشارت دهم، مرا فخر نیست چونکه مرا ضرورت افتاده است، بلکه وای بر من اگر بشارت ندهم. bible_en_fa But and if she depart, let her remain unmarried, or be reconciled to her husband: and let not the husband put away his wife. زیراهرگاه این را طوع کنم اجرت دارم، لکن اگر کره باشد وکالتی به من سپرده شد. bible_en_fa But to the rest speak I, not the Lord: If any brother hath a wife that believeth not, and she be pleased to dwell with him, let him not put her away. در این صورت، مرا چه اجرت است تا آنکه چون بشارت می‌دهم، انجیل مسیح را بی‌خرج سازم و اختیار خود را درانجیل استعمال نکنم؟ bible_en_fa And the woman which hath an husband that believeth not, and if he be pleased to dwell with her, let her not leave him. زیرا با اینکه از همه کسی آزاد بودم، خودرا غلام همه گردانیدم تا بسیاری را سود برم. bible_en_fa For the unbelieving husband is sanctified by the wife, and the unbelieving wife is sanctified by the husband: else were your children unclean; but now are they holy. ویهود را چون یهود گشتم تا یهود را سود برم واهل شریعت را مثل اهل شریعت تا اهل شریعت را سود برم؛ bible_en_fa But if the unbelieving depart, let him depart. A brother or a sister is not under bondage in such cases: but God hath called us to peace. و بی‌شریعتان را چون بی‌شریعتان شدم، هرچند نزد خدا بی‌شریعت نیستم، بلکه شریعت مسیح در من است، تا بی‌شریعتان را سودبرم؛ bible_en_fa For what knowest thou, O wife, whether thou shalt save thy husband? or how knowest thou, O man, whether thou shalt save thy wife? ضعفا را ضعیف شدم تا ضعفا را سود برم؛ همه کس را همه‌چیز گردیدم تا به هرنوعی بعضی را برهانم. bible_en_fa But as God hath distributed to every man, as the Lord hath called every one, so let him walk. And so ordain I in all churches. اما همه کار را بجهت انجیل می‌کنم تا در آن شریک گردم. bible_en_fa Is any man called being circumcised? let him not become uncircumcised. Is any called in uncircumcision? let him not be circumcised. آیا نمی دانید آنانی که در میدان می‌دوند، همه می‌دوند لکن یک نفر انعام را می‌برد. به اینطور شما بدوید تا به‌کمال ببرید. bible_en_fa Circumcision is nothing, and uncircumcision is nothing, but the keeping of the commandments of God. و هرکه ورزش کند در هرچیز ریاضت می‌کشد؛ اما ایشان تا تاج فانی را بیابند لکن ما تاج غیرفانی را. bible_en_fa Let every man abide in the same calling wherein he was called. پس من چنین می‌دوم، نه چون کسی‌که شک دارد؛ ومشت می‌زنم نه آنکه هوا را بزنم.بلکه تن خودرا زبون می‌سازم و آن را در بندگی می‌دارم، مباداچون دیگران را وعظ نمودم، خود محروم شوم. bible_en_fa Art thou called being a servant? care not for it: but if thou mayest be made free, use it rather. بلکه تن خودرا زبون می‌سازم و آن را در بندگی می‌دارم، مباداچون دیگران را وعظ نمودم، خود محروم شوم. bible_en_fa For he that is called in the Lord, being a servant, is the Lord's freeman: likewise also he that is called, being free, is Christ's servant. زیرا‌ای برادران نمی خواهم شما بی خبر باشید از اینکه پدران ما همه زیرابر بودند و همه از دریا عبور نمودند bible_en_fa Ye are bought with a price; be not ye the servants of men. و همه به موسی تعمید یافتند، در ابر و در دریا؛ bible_en_fa Brethren, let every man, wherein he is called, therein abide with God. و همه همان خوراک روحانی را خوردند bible_en_fa Now concerning virgins I have no commandment of the Lord: yet I give my judgment, as one that hath obtained mercy of the Lord to be faithful. و همه همان شرب روحانی را نوشیدند، زیرا که می‌آشامیدنداز صخره روحانی که از عقب ایشان می‌آمد و آن صخره مسیح بود. bible_en_fa I suppose therefore that this is good for the present distress, I say, that it is good for a man so to be. لیکن از اکثر ایشان خداراضی نبود، زیرا که در بیابان انداخته شدند. bible_en_fa Art thou bound unto a wife? seek not to be loosed. Art thou loosed from a wife? seek not a wife. و این امور نمونه‌ها برای ما شد تا ماخواهشمند بدی نباشیم، چنانکه ایشان بودند؛ bible_en_fa But and if thou marry, thou hast not sinned; and if a virgin marry, she hath not sinned. Nevertheless such shall have trouble in the flesh: but I spare you. ونه بت‌پرست شوید، مثل بعضی از ایشان، چنانکه مکتوب است: «قوم به اکل و شرب نشستند وبرای لهو و لعب برپا شدند.» bible_en_fa But this I say, brethren, the time is short: it remaineth, that both they that have wives be as though they had none; و نه زنا کنیم چنانکه بعضی از ایشان کردند و در یک روزبیست و سه هزار نفر هلاک گشتند. bible_en_fa And they that weep, as though they wept not; and they that rejoice, as though they rejoiced not; and they that buy, as though they possessed not; و نه مسیح راتجربه کنیم، چنانکه بعضی از ایشان کردند و ازمارها هلاک گردیدند. bible_en_fa And they that use this world, as not abusing it: for the fashion of this world passeth away. و نه همهمه کنید، چنانکه بعضی از ایشان کردند و هلاک کننده ایشان را هلاک کرد. bible_en_fa But I would have you without carefulness. He that is unmarried careth for the things that belong to the Lord, how he may please the Lord: و این همه بطور مثل بدیشان واقع شد وبرای تنبیه ما مکتوب گردید که اواخر عالم به ما رسیده است. bible_en_fa But he that is married careth for the things that are of the world, how he may please his wife. پس آنکه گمان برد که قایم است، باخبر باشد که نیفتد. bible_en_fa There is difference also between a wife and a virgin. The unmarried woman careth for the things of the Lord, that she may be holy both in body and in spirit: but she that is married careth for the things of the world, how she may please her husband. هیچ تجربه جز آنکه مناسب بشر باشد، شما را فرو نگرفت. اما خداامین است که نمی گذارد شما فوق طاقت خودآزموده شوید، بلکه باتجربه مفری نیز می‌سازد تایارای تحمل آن را داشته باشید. bible_en_fa And this I speak for your own profit; not that I may cast a snare upon you, but for that which is comely, and that ye may attend upon the Lord without distraction. لهذا‌ای عزیزان من از بت‌پرستی بگریزید. bible_en_fa But if any man think that he behaveth himself uncomely toward his virgin, if she pass the flower of her age, and need so require, let him do what he will, he sinneth not: let them marry. به خردمندان سخن می‌گویم: خود حکم کنیدبرآنچه می‌گویم. bible_en_fa Nevertheless he that standeth stedfast in his heart, having no necessity, but hath power over his own will, and hath so decreed in his heart that he will keep his virgin, doeth well. پیاله برکت که آن را تبرک می‌خوانیم، آیا شراکت در خون مسیح نیست؟ ونانی را که پاره می‌کنیم، آیا شراکت در بدن مسیح نی؟ bible_en_fa So then he that giveth her in marriage doeth well; but he that giveth her not in marriage doeth better. زیرا ما که بسیاریم، یک نان و یکتن می‌باشیم چونکه همه از یک نان قسمت می‌یابیم. bible_en_fa The wife is bound by the law as long as her husband liveth; but if her husband be dead, she is at liberty to be married to whom she will; only in the Lord. اسرائیل جسمانی را ملاحظه کنید! آیاخورندگان قربانی‌ها شریک قربانگاه نیستند؟ bible_en_fa But she is happier if she so abide, after my judgment: and I think also that I have the Spirit of God. پس چه گویم؟ آیا بت چیزی می‌باشد؟ یا که قربانی بت چیزی است؟ bible_en_fa Now as touching things offered unto idols, we know that we all have knowledge. Knowledge puffeth up, but charity edifieth. نی! بلکه آنچه امت هاقربانی می‌کنند، برای دیوها می‌گذرانند نه برای خدا؛ و نمی خواهم شما شریک دیوها باشید. bible_en_fa And if any man think that he knoweth anything, he knoweth nothing yet as he ought to know. محال است که هم از پیاله خداوند و هم از پیاله دیوها بنوشید؛ و هم از مایده خداوند و هم ازمایده دیوها نمی توانید قسمت برد. bible_en_fa But if any man love God, the same is known of him. آیاخداوند را به غیرت می‌آوریم یا از او تواناترمی باشیم؟ bible_en_fa As concerning therefore the eating of those things that are offered in sacrifice unto idols, we know that an idol is nothing in the world, and that there is none other God but one. همه‌چیز جایز است، لیکن همه مفیدنیست؛ همه رواست، لیکن همه بنا نمی کند. bible_en_fa For though there be that are called gods, whether in heaven or in earth, (as there be gods many, and lords many,) هرکس نفع خود را نجوید، بلکه نفع دیگری را. bible_en_fa But to us there is but one God, the Father, of whom are all things, and we in him; and one Lord Jesus Christ, by whom are all things, and we by him. هرآنچه را در قصابخانه می‌فروشند، بخوریدو هیچ مپرسید به‌خاطر ضمیر. bible_en_fa Howbeit there is not in every man that knowledge: for some with conscience of the idol unto this hour eat it as a thing offered unto an idol; and their conscience being weak is defiled. زیرا که جهان و پری آن از آن خداوند است. bible_en_fa But meat commendeth us not to God: for neither, if we eat, are we the better; neither, if we eat not, are we the worse. هرگاه کسی ازبی ایمانان از شما وعده خواهد و می‌خواهیدبروید، آنچه نزد شما گذارند بخورید و هیچ مپرسید بجهت ضمیر. bible_en_fa But take heed lest by any means this liberty of yours become a stumblingblock to them that are weak. اما اگر کسی به شماگوید «این قربانی بت است»، مخورید به‌خاطر آن کس که خبر داد و بجهت ضمیر، زیرا که جهان وپری آن از آن خداوند است. bible_en_fa For if any man see thee which hast knowledge sit at meat in the idol's temple, shall not the conscience of him which is weak be emboldened to eat those things which are offered to idols; اما ضمیرمی گویم نه از خودت بلکه ضمیر آن دیگر؛ زیراچرا ضمیر دیگری بر آزادی من حکم کند؟ bible_en_fa And through thy knowledge shall the weak brother perish, for whom Christ died? واگر من به شکر بخورم، چرا بر من افترا زنند به‌سبب آن چیزی که من برای آن شکر می‌کنم؟ bible_en_fa But when ye sin so against the brethren, and wound their weak conscience, ye sin against Christ. پس خواه بخورید، خواه بنوشید، خواه هرچه کنید، همه را برای جلال خدا بکنید. bible_en_fa Wherefore, if meat make my brother to offend, I will eat no flesh while the world standeth, lest I make my brother to offend. یهودیان و یونانیان و کلیسای خدا را لغزش مدهید.چنانکه من نیز در هرکاری همه را خوش می‌سازم و نفع خود را طالب نیستم، بلکه نفع بسیاری را تا نجات یابند. bible_en_fa Am I not an apostle? am I not free? have I not seen Jesus Christ our Lord? are not ye my work in the Lord? چنانکه من نیز در هرکاری همه را خوش می‌سازم و نفع خود را طالب نیستم، بلکه نفع بسیاری را تا نجات یابند. bible_en_fa If I be not an apostle unto others, yet doubtless I am to you: for the seal of mine apostleship are ye in the Lord. پس اقتدا به من نمایید چنانکه من نیز به مسیح می‌کنم. bible_en_fa Mine answer to them that do examine me is this, اما‌ای برادران شما را تحسین می‌نمایم ازاین جهت که در هرچیز مرا یاد می‌دارید و اخبار رابطوری که به شما سپردم، حفظ می‌نمایید. bible_en_fa Have we not power to eat and to drink? اما می‌خواهم شما بدانید که سر هر مرد، مسیح است و سر زن، مرد و سر مسیح، خدا. bible_en_fa Have we not power to lead about a sister, a wife, as well as other apostles, and as the brethren of the Lord, and Cephas? هرمردی که سرپوشیده دعا یا نبوت کند، سر خود رارسوا می‌نماید. bible_en_fa Or I only and Barnabas, have not we power to forbear working? اما هر زنی که سر برهنه دعا یانبوت کند، سر خود را رسوا می‌سازد، زیرا این چنان است که تراشیده شود. bible_en_fa Who goeth a warfare any time at his own charges? who planteth a vineyard, and eateth not of the fruit thereof? or who feedeth a flock, and eateth not of the milk of the flock? زیرا اگر زن نمی پوشد، موی را نیز ببرد؛ و اگر زن را موی بریدن یا تراشیدن قبیح است، باید بپوشد. bible_en_fa Say I these things as a man? or saith not the law the same also? زیراکه مرد را نباید سر خود بپوشد چونکه او صورت و جلال خداست، اما زن جلال مرد است. bible_en_fa For it is written in the law of Moses, Thou shalt not muzzle the mouth of the ox that treadeth out the corn. Doth God take care for oxen? زیراکه مرد از زن نیست بلکه زن از مرد است. bible_en_fa Or saith he it altogether for our sakes? For our sakes, no doubt, this is written: that he that ploweth should plow in hope; and that he that thresheth in hope should be partaker of his hope. و نیزمرد بجهت زن آفریده نشد، بلکه زن برای مرد. bible_en_fa If we have sown unto you spiritual things, is it a great thing if we shall reap your carnal things? از این جهت زن می‌باید عزتی بر سر داشته باشد به‌سبب فرشتگان. bible_en_fa If others be partakers of this power over you, are not we rather? Nevertheless we have not used this power; but suffer all things, lest we should hinder the gospel of Christ. لیکن زن از مرد جدانیست و مرد هم جدا از زن نیست در خداوند. bible_en_fa Do ye not know that they which minister about holy things live of the things of the temple? and they which wait at the alter are partakers with the alter? زیرا چنانکه زن از مرد است، همچنین مرد نیزبوسیله زن، لیکن همه‌چیز از خدا. bible_en_fa Even so hath the Lord ordained that they which preach the gospel should live of the gospel. در دل خود انصاف دهید: آیا شایسته است که زن ناپوشیده نزد خدا دعا کند؟ bible_en_fa But I have used none of these things: neither have I written these things, that it should be so done unto me: for it were better for me to die, than that any man should make my glorying void. آیا خودطبیعت شما را نمی آموزد که اگر مرد موی درازدارد، او را عار می‌باشد؟ bible_en_fa For though I preach the gospel, I have nothing to glory of: for necessity is laid upon me; yea, woe is unto me, if I preach not the gospel! و اگر زن موی درازدارد، او را فخر است، زیرا که موی بجهت پرده بدو داده شد؟ bible_en_fa For if I do this thing willingly, I have a reward: but if against my will, a dispensation of the gospel is committed unto me. و اگر کسی ستیزه گر باشد، ما وکلیساهای خدا را چنین عادتی نیست. bible_en_fa What is my reward then? Verily that, when I preach the gospel, I may make the gospel of Christ without charge, that I abuse not my power in the gospel. لیکن چون این حکم را به شما می‌کنم، شمارا تحسین نمی کنم، زیرا که شما نه از برای بهتری بلکه برای بدتری جمع می‌شوید. bible_en_fa For though I be free from all men, yet have I made myself servant unto all, that I might gain the more. زیرا اولاهنگامی که شما در کلیسا جمع می‌شوید، می‌شنوم که در میان شما شقاقها روی می‌دهد وقدری از آن را باور می‌کنم. bible_en_fa And unto the Jews I became as a Jew, that I might gain the Jews; to them that are under the law, as under the law, that I might gain them that are under the law; از آن جهت که لازم است در میان شما بدعتها نیز باشد تا که مقبولان از شما ظاهر گردند. bible_en_fa To them that are without law, as without law, (being not without law to God, but under the law to Christ,) that I might gain them that are without law. پس چون شما دریک جا جمع می‌شوید، ممکن نیست که شام خداوند خورده شود، bible_en_fa To the weak became I as weak, that I might gain the weak: I am made all things to all men, that I might by all means save some. زیرا در وقت خوردن هرکس شام خود را پیشتر می‌گیرد و یکی گرسنه و دیگری مست می‌شود. bible_en_fa And this I do for the gospel's sake, that I might be partaker thereof with you. مگر خانه‌ها برای خوردن و آشامیدن ندارید؟ یا کلیسای خدا راتحقیر می‌نمایید و آنانی را که ندارند شرمنده می‌سازید؟ به شما چه بگویم؟ آیا در این امر شمارا تحسین نمایم؟ تحسین نمی نمایم! bible_en_fa Know ye not that they which run in a race run all, but one receiveth the prize? So run, that ye may obtain. زیرا من از خداوند یافتم، آنچه به شما نیزسپردم که عیسی خداوند در شبی که او را تسلیم کردند، نان را گرفت bible_en_fa And every man that striveth for the mastery is temperate in all things. Now they do it to obtain a corruptible crown; but we an incorruptible. و شکر نموده، پاره کرد وگفت: «بگیرید بخورید. این است بدن من که برای شما پاره می‌شود. این را به یادگاری من به‌جاآرید.» bible_en_fa I therefore so run, not as uncertainly; so fight I, not as one that beateth the air: و همچنین پیاله را نیز بعد از شام وگفت: «این پیاله عهد جدید است در خون من. هرگاه این را بنوشید، به یادگاری من بکنید.» bible_en_fa But I keep under my body, and bring it into subjection: lest that by any means, when I have preached to others, I myself should be a castaway. زیرا هرگاه این نان را بخورید و این پیاله رابنوشید، موت خداوند را ظاهر می‌نمایید تاهنگامی که بازآید. bible_en_fa Moreover, brethren, I would not that ye should be ignorant, how that all our fathers were under the cloud, and all passed through the sea; پس هرکه بطور ناشایسته نان را بخورد وپیاله خداوند را بنوشد، مجرم بدن و خون خداوند خواهد بود. bible_en_fa And were all baptized unto Moses in the cloud and in the sea; اما هر شخص خود راامتحان کند و بدینطرز از آن نان بخورد و از آن پیاله بنوشد. bible_en_fa And did all eat the same spiritual meat; زیرا هرکه می‌خورد و می‌نوشد، فتوای خود را می‌خورد و می‌نوشد اگر بدن خداوند را تمییز نمی کند. bible_en_fa And did all drink the same spiritual drink: for they drank of that spiritual Rock that followed them: and that Rock was Christ. از این سبب بسیاری از شما ضعیف و مریض‌اند و بسیاری خوابیده‌اند. bible_en_fa But with many of them God was not well pleased: for they were overthrown in the wilderness. اما اگر برخود حکم می‌کردیم، حکم بر مانمی شد. bible_en_fa Now these things were our examples, to the intent we should not lust after evil things, as they also lusted. لکن هنگامی که بر ما حکم می‌شود، از خداوند تادیب می‌شویم مبادا با اهل دنیا بر ماحکم شود. bible_en_fa Neither be ye idolaters, as were some of them; as it is written, The people sat down to eat and drink, and rose up to play. لهذا‌ای برادران من، چون بجهت خوردن جمع می‌شوید، منتظر یکدیگر باشید.و اگرکسی گرسنه باشد، در خانه بخورد، مبادا بجهت عقوبت جمع شوید. و چون بیایم، مابقی را منتظم خواهم نمود. bible_en_fa Neither let us commit fornication, as some of them committed, and fell in one day three and twenty thousand. و اگرکسی گرسنه باشد، در خانه بخورد، مبادا بجهت عقوبت جمع شوید. و چون بیایم، مابقی را منتظم خواهم نمود. bible_en_fa Neither let us tempt Christ, as some of them also tempted, and were destroyed of serpents. اما درباره عطایای روحانی، ای برادران نمی خواهم شما بی‌خبر باشید. bible_en_fa Neither murmur ye, as some of them also murmured, and were destroyed of the destroyer. می دانید هنگامی که امت‌ها می‌بودید، به سوی بتهای گنگ برده می‌شدید بطوری که شما رامی بردند. bible_en_fa Now all these things happened unto them for ensamples: and they are written for our admonition, upon whom the ends of the world are come. پس شما را خبر می‌دهم که هرکه متکلم به روح خدا باشد، عیسی را اناتیمانمی گوید و احدی جزیه روح‌القدس عیسی راخداوند نمی تواند گفت. bible_en_fa Wherefore let him that thinketh he standeth take heed lest he fall. و نعمتها انواع است ولی روح همان. bible_en_fa There hath no temptation taken you but such as is common to man: but God is faithful, who will not suffer you to be tempted above that ye are able; but will with the temptation also make a way to escape, that ye may be able to bear it. وخدمتها انواع است اما خداوند همان. bible_en_fa Wherefore, my dearly beloved, flee from idolatry. و عملهاانواع است لکن همان خدا همه را در همه عمل می‌کند. bible_en_fa I speak as to wise men; judge ye what I say. ولی هرکس را ظهور روح بجهت منفعت عطا می‌شود. bible_en_fa The cup of blessing which we bless, is it not the communion of the blood of Christ? The bread which we break, is it not the communion of the body of Christ? زیرا یکی را بوساطت روح، کلام حکمت داده می‌شود و دیگری را کلام علم، بحسب همان روح. bible_en_fa For we being many are one bread, and one body: for we are all partakers of that one bread. و یکی را ایمان به همان روح و دیگری را نعمتهای شفا دادن به همان روح. bible_en_fa Behold Israel after the flesh: are not they which eat of the sacrifices partakers of the alter? و یکی را قوت معجزات ودیگری را نبوت و یکی را تمییز ارواح و دیگری را اقسام زبانها و دیگری را ترجمه زبانها. bible_en_fa What say I then? that the idol is any thing, or that which is offered in sacrifice to idols is any thing? لکن در جمیع اینها همان یک روح فاعل است که هرکس را فرد بحسب اراده خود تقسیم می‌کند. bible_en_fa But I say, that the things which the Gentiles sacrifice, they sacrifice to devils, and not to God: and I would not that ye should have fellowship with devils. زیرا چنانکه بدن یک است و اعضای متعدددارد و تمامی اعضای بدن اگرچه بسیار است یکتن می‌باشد، همچنین مسیح نیز می‌باشد. bible_en_fa Ye cannot drink the cup of the Lord, and the cup of devils: ye cannot be partakers of the Lord's table, and of the table of devils. زیرا که جمیع ما به یک روح در یک بدن تعمیدیافتم، خواه یهود، خواه یونانی، خواه غلام، خواه آزاد و همه از یک روح نوشانیده شدیم. bible_en_fa Do we provoke the Lord to jealousy? are we stronger than he? زیرابدن یک عضو نیست بلکه بسیار است. bible_en_fa All things are lawful for me, but all things are not expedient: all things are lawful for me, but all things edify not. اگر پاگوید چونکه دست نیستم از بدن نمی باشم، آیابدین سبب از بدن نیست؟ bible_en_fa Let no man seek his own, but every man another's wealth. و اگر گوش گویدچونکه چشم نیم از بدن نیستم، آیا بدین سبب ازبدن نیست؟ bible_en_fa Whatsoever is sold in the shambles, that eat, asking no question for conscience sake: اگر تمام بدن چشم بودی، کجامی بود شنیدن و اگر همه شنیدن بودی کجا می‌بودبوییدن؟ bible_en_fa For the earth is the Lord's, and the fulness thereof. لکن الحال خدا هریک از اعضا را دربدن نهاد برحسب اراده خود. bible_en_fa If any of them that believe not bid you to a feast, and ye be disposed to go; whatsoever is set before you, eat, asking no question for conscience sake. و اگر همه یک عضو بودی بدن کجا می‌بود؟ bible_en_fa But if any man say unto you, This is offered in sacrifice unto idols, eat not for his sake that shewed it, and for conscience sake: for the earth is the Lord's, and the fulness thereof: اما الان اعضابسیار است لیکن بدن یک. bible_en_fa Conscience, I say, not thine own, but of the other: for why is my liberty judged of another man's conscience? و چشم دست رانمی تواند گفت که محتاج تو نیستم یا سر پایها رانیز که احتیاج به شما ندارم. bible_en_fa For if I by grace be a partaker, why am I evil spoken of for that for which I give thanks? بلکه علاوه بر این، آن اعضای بدن که ضعیفتر می‌نمایند، لازم ترمی باشند. bible_en_fa Whether therefore ye eat, or drink, or whatsoever ye do, do all to the glory of God. و آنها را که پست‌تر اجزای بدن می‌پندارم، عزیزتر می‌داریم و اجزای قبیح ماجمال افضل دارد. bible_en_fa Give none offence, neither to the Jews, nor to the Gentiles, nor to the church of God: لکن اعضای جمیله ما رااحتیاجی نیست، بلکه خدا بدن را مرتب ساخت بقسمی که ناقص را بیشتر حرمت داد، bible_en_fa Even as I please all men in all things, not seeking mine own profit, but the profit of many, that they may be saved. تا که جدایی در بدن نیفتد، بلکه اعضا به برابری در فکریکدیگر باشند. bible_en_fa Be ye followers of me, even as I also am of Christ. و اگر یک عضو دردمند گردد، سایر اعضا با آن همدرد باشند و اگر عضوی عزت یابد، باقی اعضا با او به خوشی آیند. bible_en_fa Now I praise you, brethren, that ye remember me in all things, and keep the ordinances, as I delivered them to you. اما شما بدن مسیح هستید و فرد اعضای آن می‌باشید. bible_en_fa But I would have you know, that the head of every man is Christ; and the head of the woman is the man; and the head of Christ is God. و خدا قرارداد بعضی را درکلیسا: اول رسولان، دوم انبیا، سوم معلمان، بعدقوات، پس نعمتهای شفا دادن و اعانات و تدابیر واقسام زبانها. bible_en_fa Every man praying or prophesying, having his head covered, dishonoureth his head. آیا همه رسول هستند، یا همه انبیا، یا همه معلمان، یا همه قوات؟ bible_en_fa But every woman that prayeth or prophesieth with her head uncovered dishonoureth her head: for that is even all one as if she were shaven. یا همه نعمتهای شفا دارند، یا همه به زبانها متکلم هستند، یا همه ترجمه می‌کنند؟لکن نعمتهای بهتر را به غیرت بطلبید و طریق افضلتر نیز به شمانشان می‌دهم. bible_en_fa For if the woman be not covered, let her also be shorn: but if it be a shame for a woman to be shorn or shaven, let her be covered. لکن نعمتهای بهتر را به غیرت بطلبید و طریق افضلتر نیز به شمانشان می‌دهم. bible_en_fa For a man indeed ought not to cover his head, forasmuch as he is the image and glory of God: but the woman is the glory of the man. اگر به زبانهای مردم و فرشتگان سخن گویم و محبت نداشته باشم، مثل نحاس صدادهنده و سنج فغان کننده شده‌ام. bible_en_fa For the man is not of the woman; but the woman of the man. و اگرنبوت داشته باشم و جمیع اسرار و همه علم رابدانم و ایمان کامل داشته باشم بحدی که کوهها رانقل کنم و محبت نداشته باشم، هیچ هستم. bible_en_fa Neither was the man created for the woman; but the woman for the man. واگر جمیع اموال خود را صدقه دهم و بدن خود رابسپارم تا سوخته شود و محبت نداشته باشم، هیچ سود نمی برم. bible_en_fa For this cause ought the woman to have power on her head because of the angels. محبت حلیم و مهربان است؛ محبت حسد نمی برد؛ محبت کبر و غرور ندارد؛ bible_en_fa Nevertheless neither is the man without the woman, neither the woman without the man, in the Lord. اطوار ناپسندیده ندارد و نفع خود را طالب نمی شود؛ خشم نمی گیرد و سوءظن ندارد؛ bible_en_fa For as the woman is of the man, even so is the man also by the woman; but all things of god. ازناراستی خوشوقت نمی گردد، ولی با راستی شادی می‌کند؛ bible_en_fa Judge in yourselves: is it comely that a woman pray unto God uncovered? در همه‌چیز صبر می‌کند و همه را باور می‌نماید؛ در همه حال امیدوار می‌باشد وهر چیز را متحمل می‌باشد. bible_en_fa Doth not even nature itself teach you, that, if a man have long hair, it is a shame unto him? محبت هرگز ساقط نمی شود و اما اگر نبوتهاباشد، نیست خواهد شد و اگر زبانها، انتها خواهد پذیرفت و اگر علم، زایل خواهد گردید. bible_en_fa But if a woman have long hair, it is a glory to her: for her hair is given her for a covering. زیراجزئی علمی داریم و جزئی نبوت می‌نماییم، bible_en_fa But if any man seem to be contentious, we have no such custom, neither the churches of God. لکن هنگامی که کامل آید، جزئی نیست خواهد گردید. bible_en_fa Now in this that I declare unto you I praise you not, that ye come together not for the better, but for the worse. زمانی که طفل بودم، چون طفل حرف می‌زدم و چون طفل فکر می‌کردم و مانندطفل تعقل می‌نمودم. اما چون مرد شدم، کارهای طفلانه را ترک کردم. bible_en_fa For first of all, when ye come together in the church, I hear that there be divisions among you; and I partly believe it. زیرا که الحال در آینه بطور معما می‌بینم، لکن آن وقت روبرو؛ الان جزئی معرفتی دارم، لکن آن وقت خواهم شناخت، چنانکه نیز شناخته شدم.و الحال این سه چیز باقی است: یعنی‌ایمان و امید ومحبت. اما بزرگتر از اینها محبت است. bible_en_fa For there must be also heresies among you, that they which are approved may be made manifest among you. و الحال این سه چیز باقی است: یعنی‌ایمان و امید ومحبت. اما بزرگتر از اینها محبت است. bible_en_fa When ye come together therefore into one place, this is not to eat the Lord's supper. در‌پی محبت بکوشید و عطایای روحانی را به غیرت بطلبید، خصوص اینکه نبوت کنید. bible_en_fa For in eating every one taketh before other his own supper: and one is hungry, and another is drunken. زیرا کسی‌که به زبانی سخن می‌گوید، نه به مردم بلکه به خدا می‌گوید، زیراهیچ‌کس نمی فهمد لیکن در روح به اسرار تکلم می‌نماید. bible_en_fa What? have ye not houses to eat and to drink in? or despise ye the church of God, and shame them that have not? What shall I say to you? shall I praise you in this? I praise you not. اما آنکه نبوت می‌کند، مردم را برای بنا و نصیحت و تسلی می‌گوید. bible_en_fa For I have received of the Lord that which also I delivered unto you, That the Lord Jesus the same night in which he was betrayed took bread: هرکه به زبانی می‌گوید، خود را بنا می‌کند، اما آنکه نبوت می‌نماید، کلیسا را بنا می‌کند. bible_en_fa And when he had given thanks, he brake it, and said, Take, eat: this is my body, which is broken for you: this do in remembrance of me. و خواهش دارم که همه شما به زبانها تکلم کنید، لکن بیشتر اینکه نبوت نمایید زیرا کسی‌که نبوت کند بهتر است ازکسی‌که به زبانها حرف زند، مگر آنکه ترجمه کندتا کلیسا بنا شود. bible_en_fa After the same manner also he took the cup, when he had supped, saying, This cup is the new testament in my blood: this do ye, as oft as ye drink it, in remembrance of me. اما الحال‌ای برادران اگر نزد شما آیم و به زبانها سخن رانم، شما را چه سود می‌بخشم؟ مگرآنکه شما را به مکاشفه یا به معرفت یا به نبوت یا به تعلیم گویم. bible_en_fa For as often as ye eat this bread, and drink this cup, ye do shew the Lord's death till he come. و همچنین چیزهای بیجان که صدا می‌دهد چون نی یا بربط اگر در صداها فرق نکند، چگونه آواز نی یا بربط فهمیده می‌شود؟ bible_en_fa Wherefore whosoever shall eat this bread, and drink this cup of the Lord, unworthily, shall be guilty of the body and blood of the Lord. زیر اگر کرنا نیز صدای نامعلوم دهد که خود رامهیای جنگ می‌سازد؟ bible_en_fa But let a man examine himself, and so let him eat of that bread, and drink of that cup. همچنین شما نیز به زبان، سخن مفهوم نگویید، چگونه معلوم می‌شودآن چیزی که گفته شد زیرا که به هوا سخن خواهید گفت؟ bible_en_fa For he that eateth and drinketh unworthily, eateth and drinketh damnation to himself, not discerning the Lord's body. زیرا که انواع زبانهای دنیاهرقدر زیاده باشد، ولی یکی بی‌معنی نیست. bible_en_fa For this cause many are weak and sickly among you, and many sleep. پس هرگاه قوت زبان را نمی دانم، نزد متکلم بربری می‌باشم و آنکه سخن گوید نزد من بربری می‌باشد. bible_en_fa For if we would judge ourselves, we should not be judged. همچنن شما نیز چونکه غیورعطایای روحانی هستید بطلبید اینکه برای بنای کلیسا افزوده شوید. bible_en_fa But when we are judged, we are chastened of the Lord, that we should not be condemned with the world. بنابراین کسی‌که به زبانی سخن می‌گوید، دعا بکند تا ترجمه نماید. bible_en_fa Wherefore, my brethren, when ye come together to eat, tarry one for another. زیرا اگر به زبانی دعاکنم، روح من دعا می‌کند لکن عقل من برخوردارنمی شود. bible_en_fa And if any man hunger, let him eat at home; that ye come not together unto condemnation. And the rest will I set in order when I come. پس مقصود چیست؟ به روح دعاخواهم کرد و به عقل نیز دعا خواهم نمود؛ به روح سرود خواهم خواند و به عقل نیز خواهم خواند. bible_en_fa Now concerning spiritual gifts, brethren, I would not have you ignorant. زیرا اگر در روح تبرک می‌خوانی، چگونه آن کسی‌که به منزلت امی است، به شکر تو آمین گوید و حال آنکه نمی فهمد چه می‌گویی؟ bible_en_fa Ye know that ye were Gentiles, carried away unto these dumb idols, even as ye were led. زیرا تو البته خوب شکر می‌کنی، لکن آن دیگربنا نمی شود. bible_en_fa Wherefore I give you to understand, that no man speaking by the Spirit of God calleth Jesus accursed: and that no man can say that Jesus is the Lord, but by the Holy Ghost. خدا را شکر می‌کنم که زیادتر ازهمه شما به زبانها حرف می‌زنم. bible_en_fa Now there are diversities of gifts, but the same Spirit. لکن در کلیسابیشتر می‌پسندم که پنج کلمه به عقل خود گویم تادیگران را نیز تعلیم دهم از آنکه هزاران کلمه به زبان بگویم. bible_en_fa And there are differences of administrations, but the same Lord. ‌ای برادران، در فهم اطفال مباشید بلکه در بدخویی اطفال باشید و در فهم رشید. bible_en_fa And there are diversities of operations, but it is the same God which worketh all in all. درتورات مکتوب است که «خداوند می‌گوید به زبانهای بیگانه و لبهای غیر به این قوم سخن خواهم گفت و با این همه مرا نخواهند شنید.» bible_en_fa But the manifestation of the Spirit is given to every man to profit withal. پس زبانها نشانی است نه برای ایمان داران بلکه برای بی‌ایمانان؛ اما نبوت برای بی‌ایمان نیست بلکه برای ایمانداران است. bible_en_fa For to one is given by the Spirit the word of wisdom; to another the word of knowledge by the same Spirit; پس اگر تمام کلیسادر جایی جمع شوند و همه به زبانها حرف زنند وامیان یا بی‌ایمانان داخل شوند، آیا نمی گویند که دیوانه‌اید؟ bible_en_fa To another faith by the same Spirit; to another the gifts of healing by the same Spirit; ولی اگر همه نبوت کنند و کسی ازبی ایمانان یا امیان درآید، از همه توبیخ می‌یابد واز همه ملزم می‌گردد، bible_en_fa To another the working of miracles; to another prophecy; to another discerning of spirits; to another divers kinds of tongues; to another the interpretation of tongues: و خفایای قلب او ظاهرمی شود و همچنین به روی درافتاده، خدا راعبادت خواهد کرد و ندا خواهد داد که «فی الحقیقه خدا در میان شما است.» bible_en_fa But all these worketh that one and the selfsame Spirit, dividing to every man severally as he will. پس‌ای برادران مقصود این است که وقتی که جمع شوید، هریکی از شما سرودی دارد، تعلیمی دارد، زبانی دارد، مکاشفه‌ای دارد، ترجمه‌ای دارد، باید همه بجهت بنا بشود. bible_en_fa For as the body is one, and hath many members, and all the members of that one body, being many, are one body: so also is Christ. اگرکسی به زبانی سخن گوید، دو دو یا نهایت سه سه باشند، به ترتیب و کسی ترجمه کند. bible_en_fa For by one Spirit are we all baptized into one body, whether we be Jews or Gentiles, whether we be bond or free; and have been all made to drink into one Spirit. اما اگرمترجمی نباشد، در کلیسا خاموش باشد و با خودو با خدا سخن گوید. bible_en_fa For the body is not one member, but many. و از انبیا دو یا سه سخن بگویند و دیگران تمیز دهند. bible_en_fa If the foot shall say, Because I am not the hand, I am not of the body; is it therefore not of the body? و اگر چیزی به دیگری از اهل مجلس مکشوف شود، آن اول ساکت شود. bible_en_fa And if the ear shall say, Because I am not the eye, I am not of the body; is it therefore not of the body? زیرا که همه می‌توانید یک یک نبوت کنید تا همه تعلیم یابند و همه نصیحت‌پذیرند. bible_en_fa If the whole body were an eye, where were the hearing? If the whole were hearing, where were the smelling? و ارواح انبیا مطیع انبیا می‌باشند. bible_en_fa But now hath God set the members every one of them in the body, as it hath pleased him. زیرا که او خدای تشویش نیست بلکه خدای سلامتی، چنانکه در همه کلیساهای مقدسان. bible_en_fa And if they were all one member, where were the body? و زنان شما در کلیساها خاموش باشند زیرا که ایشان را حرف زدن جایز نیست بلکه اطاعت نمودن، چنانکه تورات نیز می‌گوید. bible_en_fa But now are they many members, yet but one body. اما اگرمی خواهند چیزی بیاموزند، در خانه از شوهران خود بپرسند، چون زنان را در کلیسا حرف زدن قبیح است. bible_en_fa And the eye cannot say unto the hand, I have no need of thee: nor again the head to the feet, I have no need of you. آیا کلام خدا از شما صادر شد یا به شما به تنهایی رسید؟ bible_en_fa Nay, much more those members of the body, which seem to be more feeble, are necessary: اگر کسی خود را نبی یاروحانی پندارد، اقرار بکند که آنچه به شمامی نویسم، احکام خداوند است. bible_en_fa And those members of the body, which we think to be less honourable, upon these we bestow more abundant honour; and our uncomely parts have more abundant comeliness. اما اگر کسی جاهل است، جاهل باشد. bible_en_fa For our comely parts have no need: but God hath tempered the body together, having given more abundant honour to that part which lacked: پس‌ای برادران، نبوت را به غیرت بطلبید و از تکلم نمودن به زبانهامنع مکنید.لکن همه‌چیز به شایستگی و انتظام باشد. bible_en_fa That there should be no schism in the body; but that the members should have the same care one for another. لکن همه‌چیز به شایستگی و انتظام باشد. bible_en_fa And whether one member suffer, all the members suffer with it; or one member be honoured, all the members rejoice with it. الان‌ای برادران، شما را از انجیلی که به شما بشارت دادم اعلام می‌نمایم که آن را هم پذیرفتید و در آن هم قایم می‌باشید، bible_en_fa Now ye are the body of Christ, and members in particular. وبوسیله آن نیز نجات می‌یابید، به شرطی که آن کلامی را که به شما بشارت دادم، محکم نگاه دارید والا عبث ایمان آوردید. bible_en_fa And God hath set some in the church, first apostles, secondarily prophets, thirdly teachers, after that miracles, then gifts of healings, helps, governments, diversities of tongues. زیرا که اول به شما سپردم، آنچه نیز یافتم که مسیح برحسب کتب در راه گناهان ما مرد، bible_en_fa Are all apostles? are all prophets? are all teachers? are all workers of miracles? و اینکه مدفون شد ودر روز سوم برحسب کتب برخاست؛ bible_en_fa Have all the gifts of healing? do all speak with tongues? do all interpret? و اینکه به کیفا ظاهر شد و بعد از آن به آن دوازده، bible_en_fa But covet earnestly the best gifts: and yet shew I unto you a more excellent way. و پس ازآن به زیاده از پانصد برادر یک بار ظاهر شد که بیشتر از ایشان تا امروز باقی هستند اما بعضی خوابیده‌اند. bible_en_fa Though I speak with the tongues of men and of angels, and have not charity, I am become as sounding brass, or a tinkling cymbal. از آن پس به یعقوب ظاهر شد و بعدبه جمیع رسولان. bible_en_fa And though I have the gift of prophecy, and understand all mysteries, and all knowledge; and though I have all faith, so that I could remove mountains, and have not charity, I am nothing. و آخر همه بر من مثل طفل سقطشده ظاهر گردید. bible_en_fa And though I bestow all my goods to feed the poor, and though I give my body to be burned, and have not charity, it profiteth me nothing. زیرا من کهترین رسولان هستم و لایق نیستم که به رسول خوانده شوم، چونکه برکلیسای خدا جفا می‌رسانیدم. bible_en_fa Charity suffereth long, and is kind; charity envieth not; charity vaunteth not itself, is not puffed up, لیکن به فیض خدا آنچه هستم هستم و فیض او که بر من بود باطل نگشت، بلکه بیش از همه ایشان مشقت کشیدم، اما نه من بلکه فیض خدا که با من بود. bible_en_fa Doth not behave itself unseemly, seeketh not her own, is not easily provoked, thinketh no evil; پس خواه من و خواه ایشان بدین طریق وعظمی کنیم و به اینطور ایمان آوردید. bible_en_fa Rejoiceth not in iniquity, but rejoiceth in the truth; لیکن اگر به مسیح وعظ می‌شود که ازمردگان برخاست، چون است که بعضی از شمامی گویند که قیامت مردگان نیست؟ bible_en_fa Beareth all things, believeth all things, hopeth all things, endureth all things. اما اگرمردگان را قیامت نیست، مسیح نیز برنخاسته است. bible_en_fa Charity never faileth: but whether there be prophecies, they shall fail; whether there be tongues, they shall cease; whether there be knowledge, it shall vanish away. و اگر مسیح برنخاست، باطل است وعظما و باطل است نیز ایمان شما. bible_en_fa For we know in part, and we prophesy in part. و شهود کذبه نیز برای خدا شدیم، زیرا درباره خدا شهادت دادیم که مسیح را برخیزانید، و حال آنکه او رابرنخیزانید در صورتی که مردگان برنمی خیزند. bible_en_fa But when that which is perfect is come, then that which is in part shall be done away. زیرا هرگاه مردگان برنمی خیزند، مسیح نیزبرنخاسته است. bible_en_fa When I was a child, I spake as a child, I understood as a child, I thought as a child: but when I became a man, I put away childish things. اما هرگاه مسیح برنخاسته است، ایمان شما باطل است و شما تاکنون درگناهان خود هستید، bible_en_fa For now we see through a glass, darkly; but then face to face: now I know in part; but then shall I know even as also I am known. بلکه آنانی هم که درمسیح خوابیده‌اند هلاک شدند. bible_en_fa And now abideth faith, hope, charity, these three; but the greatest of these is charity. اگر فقط در این جهان در مسیح امیدواریم، از جمیع مردم بدبخت تریم. bible_en_fa Follow after charity, and desire spiritual gifts, but rather that ye may prophesy. لیکن بالفعل مسیح از مردگان برخاسته ونوبر خوابیدگان شده است. bible_en_fa For he that speaketh in an unknown tongue speaketh not unto men, but unto God: for no man understandeth him; howbeit in the spirit he speaketh mysteries. زیرا چنانکه به انسان موت آمد، به انسان نیز قیامت مردگان شد. bible_en_fa But he that prophesieth speaketh unto men to edification, and exhortation, and comfort. و چنانکه در آدم همه می‌میرند در مسیح نیزهمه زنده خواهند گشت. bible_en_fa He that speaketh in an unknown tongue edifieth himself; but he that prophesieth edifieth the church. لیکن هرکس به رتبه خود؛ مسیح نوبر است و بعد آنانی که در وقت آمدن او از آن مسیح می‌باشند. bible_en_fa I would that ye all spake with tongues, but rather that ye prophesied: for greater is he that prophesieth than he that speaketh with tongues, except he interpret, that the church may receive edifying. و بعد از آن انتها است وقتی که ملکوت را به خدا و پدر سپارد. و در آن زمان تمام ریاست و تمام قدرت و قوت را نابود خواهد گردانید. bible_en_fa Now, brethren, if I come unto you speaking with tongues, what shall I profit you, except I shall speak to you either by revelation, or by knowledge, or by prophesying, or by doctrine? زیرا مادامی که همه دشمنان را زیر پایهای خود ننهد، می‌باید اوسلطنت بنماید. bible_en_fa And even things without life giving sound, whether pipe or harp, except they give a distinction in the sounds, how shall it be known what is piped or harped? دشمن آخر که نابود می‌شود، موت است. bible_en_fa For if the trumpet give an uncertain sound, who shall prepare himself to the battle? زیرا «همه‌چیز را زیر پایهای وی انداخته است». اما چون می‌گوید که «همه‌چیز رازیر انداخته است»، واضح است که او که همه رازیر او انداخت مستثنی است. bible_en_fa So likewise ye, except ye utter by the tongue words easy to be understood, how shall it be known what is spoken? for ye shall speak into the air. اما زمانی که همه مطیع وی شده باشند، آنگاه خود پسر هم مطیع خواهد شد او را که همه‌چیز را مطیع وی گردانید، تا آنکه خدا کل در کل باشد. bible_en_fa There are, it may be, so many kinds of voices in the world, and none of them is without signification. والا آنانی که برای مردگان تعمید می‌یابندچکنند؟ هرگاه مردگان مطلق برنمی خیزند، پس چرا برای ایشان تعمید می‌گیرند؟ bible_en_fa Therefore if I know not the meaning of the voice, I shall be unto him that speaketh a barbarian, and he that speaketh shall be a barbarian unto me. و ما نیز چراهر ساعت خود را در خطر می‌اندازیم؟ bible_en_fa Even so ye, forasmuch as ye are zealous of spiritual gifts, seek that ye may excel to the edifying of the church. به آن فخری درباره شما که مرا در خداوند ما مسیح عیسی هست قسم، که هرروزه مرا مردنی است. bible_en_fa Wherefore let him that speaketh in an unknown tongue pray that he may interpret. چون بطور انسان در افسس با وحوش جنگ کردم، مرا چه سود است؟ اگر مردگان برنمی خیزند، بخوریم و بیاشامیم چون فردامی میریم. bible_en_fa For if I pray in an unknown tongue, my spirit prayeth, but my understanding is unfruitful. فریفته مشوید معاشرات بد، اخلاق حسنه را فاسد می‌سازد. bible_en_fa What is it then? I will pray with the spirit, and I will pray with the understanding also: I will sing with the spirit, and I will sing with the understanding also. برای عدالت بیدارشده، گناه مکنید زیرا بعضی معرفت خدا راندارند. برای انفعال شما می‌گویم. bible_en_fa Else when thou shalt bless with the spirit, how shall he that occupieth the room of the unlearned say Amen at thy giving of thanks, seeing he understandeth not what thou sayest? اما اگر کسی گوید: «مردگان چگونه برمی خیزند و به کدام بدن می‌آیند؟»، bible_en_fa For thou verily givest thanks well, but the other is not edified. ‌ای احمق آنچه تو می‌کاری زنده نمی گردد جز آنکه بمیرد. bible_en_fa I thank my God, I speak with tongues more than ye all: و آنچه می‌کاری، نه آن جسمی را که خواهد شد می‌کاری، بلکه دانه‌ای مجرد خواه ازگندم و یا از دانه های دیگر. bible_en_fa Yet in the church I had rather speak five words with my understanding, that by my voice I might teach others also, than ten thousand words in an unknown tongue. لیکن خدا برحسب اراده خود، آن را جسمی می‌دهد و به هر یکی ازتخمها جسم خودش را. bible_en_fa Brethren, be not children in understanding: howbeit in malice be ye children, but in understanding be men. هر گوشت از یک نوع گوشت نیست، بلکه گوشت انسان، دیگر است وگوشت بهایم، دیگر و گوشت مرغان، دیگر وگوشت ماهیان، دیگر. bible_en_fa In the law it is written, With men of other tongues and other lips will I speak unto this people; and yet for all that will they not hear me, saith the Lord. و جسمهای آسمانی هست و جسمهای زمینی نیز، لیکن‌شان آسمانی‌ها، دیگر و‌شان زمینی‌ها، دیگر است، bible_en_fa Wherefore tongues are for a sign, not to them that believe, but to them that believe not: but prophesying serveth not for them that believe not, but for them which believe. و‌شان آفتاب دیگر و‌شان ماه دیگر و‌شان ستارگان، دیگر، زیرا که ستاره از ستاره در‌شان، فرق دارد. bible_en_fa If therefore the whole church be come together into one place, and all speak with tongues, and there come in those that are unlearned, or unbelievers, will they not say that ye are mad? به همین نهج است نیز قیامت مردگان. درفساد کاشته می‌شود، و در بی‌فسادی برمی خیزد؛ bible_en_fa But if all prophesy, and there come in one that believeth not, or one unlearned, he is convinced of all, he is judged of all: در ذلت کاشته می‌گردد و در جلال برمی خیزد؛ در ضعف کاشته می‌شود و در قوت برمی خیزد؛ bible_en_fa And thus are the secrets of his heart made manifest; and so falling down on his face he will worship God, and report that God is in you of a truth. جسم نفسانی کاشته می‌شود و جسم روحانی برمی خیزد. اگر جسم نفسانی هست، هرآینه روحانی نیز هست. bible_en_fa How is it then, brethren? when ye come together, everyone of you hath a psalm, hath a doctrine, hath a tongue, hath a revelation, hath an interpretation. Let all things be done unto edifying. و همچنین نیز مکتوب است که انسان اول یعنی آدم نفس زنده گشت، اماآدم آخر روح حیات‌بخش شد. bible_en_fa If any man speak in an unknown tongue, let it be by two, or at the most by three, and that by course; and let one interpret. لیکن روحانی مقدم نبود بلکه نفسانی و بعد از آن روحانی. bible_en_fa But if there be no interpreter, let him keep silence in the church; and let him speak to himself, and to God. انسان اول از زمین است خاکی؛ انسان دوم خداوند است از آسمان. bible_en_fa Let the prophets speak two or three, and let the other judge. چنانکه خاکی است، خاکیان نیز چنان هستند و چنانکه آسمانی است آسمانی‌ها همچنان می‌باشند. bible_en_fa If any thing be revealed to another that sitteth by, let the first hold his peace. و چنانکه صورت خاکی را گرفتیم، صورت آسمانی را نیزخواهیم گرفت. bible_en_fa For ye may all prophesy one by one, that all may learn, and all may be comforted. لیکن‌ای برادران این را می‌گویم که گوشت و خون نمی تواند وارث ملکوت خدا شود و فاسدوارث بی‌فسادی نیز نمی شود. bible_en_fa And the spirits of the prophets are subject to the prophets. همانا به شماسری می‌گویم که همه نخواهیم خوابید، لیکن همه متبدل خواهیم شد. bible_en_fa For God is not the author of confusion, but of peace, as in all churches of the saints. در لحظه‌ای، درطرفه العینی، به مجرد نواختن صور اخیر، زیراکرنا صدا خواهد داد، و مردگان، بی‌فساد خواهندبرخاست و ما متبدل خواهیم شد. bible_en_fa Let your women keep silence in the churches: for it is not permitted unto them to speak; but they are commanded to be under obedience, as also saith the law. زیرا که می‌باید این فاسد بی‌فسادی را بپوشد و این فانی به بقا آراسته گردد. bible_en_fa And if they will learn any thing, let them ask their husbands at home: for it is a shame for women to speak in the church. اما چون این فاسد بی‌فسادی را پوشید و این فانی به بقا آراسته شد، آنگاه این کلامی که مکتوب است به انجام خواهد رسید که «مرگ در ظفر بلعیده شده است. bible_en_fa What? came the word of God out from you? or came it unto you only? ‌ای موت نیش تو کجا است و‌ای گور ظفر تو کجا؟» bible_en_fa If any man think himself to be a prophet, or spiritual, let him acknowledge that the things that I write unto you are the commandments of the Lord. نیش موت گناه است و قوت گناه، شریعت. bible_en_fa But if any man be ignorant, let him be ignorant. لیکن شکر خدا راست که ما را بواسطه خداوند ماعیسی مسیح ظفر می‌دهد.بنابراین‌ای برادران حبیب من پایدار وبی تشویش شده، پیوسته در عمل خداوندبیفزایید، چون می‌دانید که زحمت شما درخداوند باطل نیست. bible_en_fa Wherefore, brethren, covet to prophesy, and forbid not to speak with tongues. بنابراین‌ای برادران حبیب من پایدار وبی تشویش شده، پیوسته در عمل خداوندبیفزایید، چون می‌دانید که زحمت شما درخداوند باطل نیست. bible_en_fa Let all things be done decently and in order. اما درباره جمع کردن زکات برای مقدسین، چنانکه به کلیساهای غلاطیه فرمودم، شما نیز همچنین کنید. bible_en_fa Moreover, brethren, I declare unto you the gospel which I preached unto you, which also ye have received, and wherein ye stand; در روز اول هفته، هر یکی از شما بحسب نعمتی که یافته باشد، نزد خود ذخیره کرده، بگذارد تا در وقت آمدن من زحمت جمع کردن نباشد. bible_en_fa By which also ye are saved, if ye keep in memory what I preached unto you, unless ye have believed in vain. و چون برسم، آنانی را که اختیار کنید با مکتوبها خواهم فرستاد تا احسان شما را به اورشلیم ببرند. bible_en_fa For I delivered unto you first of all that which I also received, how that Christ died for our sins according to the scriptures; و اگرمصلحت باشد که من نیز بروم، همراه من خواهندآمد. bible_en_fa And that he was buried, and that he rose again the third day according to the scriptures: و چون از مکادونیه عبور کنم، به نزد شماخواهم آمد، زیرا که از مکادنیه عبور می‌کنم، bible_en_fa And that he was seen of Cephas, then of the twelve: واحتمال دارد که نزد شما بمانم بلکه زمستان را نیزبسر برم تا هرجایی که بروم، شما مرا مشایعت کنید. bible_en_fa After that, he was seen of above five hundred brethren at once; of whom the greater part remain unto this present, but some are fallen asleep. زیرا که الان اراده ندارم در بین راه شما راملاقات کنم، چونکه امیدوارم مدتی با شما توقف نمایم، اگر خداوند اجازت دهد. bible_en_fa After that, he was seen of James; then of all the apostles. لیکن من تاپنطیکاست در افسس خواهم ماند، bible_en_fa And last of all he was seen of me also, as of one born out of due time. زیرا که دروازه بزرگ و کارساز برای من باز شد و معاندین، بسیارند. bible_en_fa For I am the least of the apostles, that am not meet to be called an apostle, because I persecuted the church of God. لیکن اگر تیموتاوس آید، آگاه باشیدکه نزد شما بی‌ترس باشد، زیرا که در کار خداوندمشغول است چنانکه من نیز هستم. bible_en_fa But by the grace of God I am what I am: and his grace which was bestowed upon me was not in vain; but I laboured more abundantly than they all: yet not I, but the grace of God which was with me. لهذاهیچ‌کس او را حقیر نشمارد، بلکه او را به سلامتی مشایعت کنید تا نزد من آید زیرا که او را با برادران انتظار می‌کشم. bible_en_fa Therefore whether it were I or they, so we preach, and so ye believed. اما درباره اپلس برادر، از اوبسیار درخواست نمودم که با برادران به نزد شمابیاید، لیکن هرگز رضا نداد که الحال بیاید ولی چون فرصت یابد خواهد آمد. bible_en_fa Now if Christ be preached that he rose from the dead, how say some among you that there is no resurrection of the dead? بیدار شوید، در ایمان استوار باشید و مردان باشید و زورآور شوید. bible_en_fa But if there be no resurrection of the dead, then is Christ not risen: جمیع کارهای شما با محبت باشد. bible_en_fa And if Christ be not risen, then is our preaching vain, and your faith is also vain. و‌ای برادران به شماالتماس دارم (شما خانواده استیفان را می‌شناسیدکه نوبر اخائیه هستند و خویشتن را به خدمت مقدسین سپرده اند)، bible_en_fa Yea, and we are found false witnesses of God; because we have testified of God that he raised up Christ: whom he raised not up, if so be that the dead rise not. تا شما نیز چنین اشخاص را اطاعت کنید و هرکس را که در کار و زحمت شریک باشد. bible_en_fa For if the dead rise not, then is not Christ raised: و از آمدن استفان و فرتوناتس واخائیکوس مرا شادی رخ نمود زیرا که آنچه ازجانب شما ناتمام بود، ایشان تمام کردند. bible_en_fa And if Christ be not raised, your faith is vain; ye are yet in your sins. چونکه روح من و شما را تازه کردند. پس چنین اشخاص را بشناسید. bible_en_fa Then they also which are fallen asleep in Christ are perished. کلیساهای آسیا به شما سلام می‌رسانند واکیلا و پرسکلا با کلیسایی که در خانه ایشانند، به شما سلام بسیار در خداوند می‌رسانند. bible_en_fa If in this life only we have hope in Christ, we are of all men most miserable. همه برادران شما را سلام می‌رسانند. یکدیگر را به بوسه مقدسانه سلام رسانید. bible_en_fa But now is Christ risen from the dead, and become the firstfruits of them that slept. من پولس ازدست خود سلام می‌رسانم. bible_en_fa For since by man came death, by man came also the resurrection of the dead. اگر کسی عیسی مسیح خداوند را دوست ندارد، اناتیما باد. ماران اتا.فیض عیسی مسیح خداوند با شما باد. bible_en_fa For as in Adam all die, even so in Christ shall all be made alive. فیض عیسی مسیح خداوند با شما باد. bible_en_fa But every man in his own order: Christ the firstfruits; afterward they that are Christ's at his coming. پولس به اراده خدا رسول عیسی مسیح وتیموتاوس برادر، به کلیسای خدا که در قرنتس می‌باشد با همه مقدسینی که در تمام اخائیه هستند، bible_en_fa Then cometh the end, when he shall have delivered up the kingdom to God, even the Father; when he shall have put down all rule and all authority and power. فیض و سلامتی از پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند به شما باد. bible_en_fa For he must reign, till he hath put all enemies under his feet. متبارک باد خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح که پدر رحمتها و خدای جمیع تسلیات است، bible_en_fa The last enemy that shall be destroyed is death. که ما را در هر تنگی ما تسلی می‌دهد تا مابتوانیم دیگران را در هر مصیبتی که باشد تسلی نماییم، به آن تسلی که خود از خدا یافته‌ایم. bible_en_fa For he hath put all things under his feet. But when he saith, all things are put under him, it is manifest that he is excepted, which did put all things under him. زیرا به اندازه‌ای که دردهای مسیح در ما زیاده شود، به همین قسم تسلی ما نیز بوسیله مسیح می‌افزاید. bible_en_fa And when all things shall be subdued unto him, then shall the Son also himself be subject unto him that put all things under him, that God may be all in all. اما خواه زحمت کشیم، این است برای تسلی و نجات شما، و خواه تسلی پذیریم این هم بجهت تسلی و نجات شما است که میسرمی شود از صبر داشتن در همین دردهایی که ما هم می‌بینیم. bible_en_fa Else what shall they do which are baptized for the dead, if the dead rise not at all? why are they then baptized for the dead? و امید ما برای شما استوار می‌شودزیرا می‌دانیم که چنانکه شما شریک دردهاهستید، همچنین شریک تسلی نیز خواهید بود. bible_en_fa And why stand we in jeopardy every hour? زیرا‌ای برادران نمی خواهیم شما بی‌خبرباشید از تنگی‌ای که در آسیا به ما عارض گردید که بینهایت و فوق از طاقت بار کشیدیم، بحدی که از جان هم مایوس شدیم. bible_en_fa I protest by your rejoicing which I have in Christ Jesus our Lord, I die daily. لکن در خود فتوای موت داشتیم تا بر خود توکل نکنیم، بلکه بر خداکه مردگان را برمی خیزاند، bible_en_fa If after the manner of men I have fought with beasts at Ephesus, what advantageth it me, if the dead rise not? let us eat and drink; for to morrow we die. که ما را از چنین موت رهانید و می‌رهاند و به او امیدواریم که بعداز این هم خواهد رهانید. bible_en_fa Be not deceived: evil communications corrupt good manners. و شما نیز به دعا درحق ما اعانت می‌کنید تا آنکه برای آن نعمتی که ازاشخاص بسیاری به ما رسید، شکرگزاری هم بجهت ما از بسیاری به‌جا آورده شود. bible_en_fa Awake to righteousness, and sin not; for some have not the knowledge of God: I speak this to your shame. زیرا که فخر ما این است یعنی شهادت ضمیر ما که به قدوسیت و اخلاص خدایی، نه به حکمت جسمانی، بلکه به فیض الهی در جهان رفتار نمودیم و خصوص نسبت به شما. bible_en_fa But some man will say, How are the dead raised up? and with what body do they come? زیراچیزی به شما نمی نویسیم مگر آنچه می‌خوانید وبه آن اعتراف می‌کنید و امیدوارم که تا به آخراعتراف هم خواهید کرد. bible_en_fa Thou fool, that which thou sowest is not quickened, except it die: چنانکه به مافی الجمله اعتراف گردید که محل فخر شماهستیم، چنانکه شما نیز ما را می‌باشید در روزعیسی خداوند. bible_en_fa And that which thou sowest, thou sowest not that body that shall be, but bare grain, it may chance of wheat, or of some other grain: و بدین اعتماد قبل از این خواستم به نزدشما آیم تا نعمتی دیگر بیابید، bible_en_fa But God giveth it a body as it hath pleased him, and to every seed his own body. و از راه شما به مکادونیه بروم و باز از مکادونیه نزد شما بیایم و شما مرا به سوی یهودیه مشایعت کنید. bible_en_fa All flesh is not the same flesh: but there is one kind of flesh of men, another flesh of beasts, another of fishes, and another of birds. پس چون این را خواستم، آیا سهل انگاری کردم یاعزیمت من عزیمت بشری باشد تا آنکه به نزد من بلی بلی و نی نی باشد. bible_en_fa There are also celestial bodies, and bodies terrestrial: but the glory of the celestial is one, and the glory of the terrestrial is another. لیکن خدا امین است که سخن ما با شما بلی و نی نیست. bible_en_fa There is one glory of the sun, and another glory of the moon, and another glory of the stars: for one star differeth from another star in glory. زیرا که پسرخدا عیسی مسیح که ما یعنی من و سلوانس وتیموتاوس در میان شما به وی موعظه کردیم، بلی و نی نشد بلکه در او بلی شده است. bible_en_fa So also is the resurrection of the dead. It is sown in corruption; it is raised in incorruption: زیراچندان‌که وعده های خدا است، همه در او بلی واز این جهت در او امین است تا خدا از ما تمجیدیابد. bible_en_fa It is sown in dishonour; it is raised in glory: it is sown in weakness; it is raised in power: اما او که ما را با شما در مسیح استوارمی گرداند و ما را مسح نموده است، خداست. bible_en_fa It is sown a natural body; it is raised a spiritual body. There is a natural body, and there is a spiritual body. که او نیز ما را مهر نموده و بیعانه روح را دردلهای ما عطا کرده است. bible_en_fa And so it is written, The first man Adam was made a living soul; the last Adam was made a quickening spirit. لیکن من خدا را بر جان خود شاهدمی خوانم که برای شفقت بر شما تا بحال به قرنتس نیامدم،نه آنکه بر ایمان شما حکم کرده باشیم بلکه شادی شما را مددکار هستیم زیرا که به ایمان قایم هستید. bible_en_fa Howbeit that was not first which is spiritual, but that which is natural; and afterward that which is spiritual. نه آنکه بر ایمان شما حکم کرده باشیم بلکه شادی شما را مددکار هستیم زیرا که به ایمان قایم هستید. bible_en_fa The first man is of the earth, earthy: the second man is the Lord from heaven. اما در دل خود عزیمت داشتم که دیگر باحزن به نزد شما نیایم، bible_en_fa As is the earthy, such are they also that are earthy: and as is the heavenly, such are they also that are heavenly. زیرا اگر من شما رامحزون سازم، کیست که مرا شادی دهد جز او که از من محزون گشت؟ bible_en_fa And as we have borne the image of the earthy, we shall also bear the image of the heavenly. و همین را نوشتم که مباداوقتی که بیایم محزون شوم از آنانی که می‌بایست سبب خوشی من بشوند، چونکه بر همه شمااعتماد می‌دارم که شادی من، شادی جمیع شمااست. bible_en_fa Now this I say, brethren, that flesh and blood cannot inherit the kingdom of God; neither doth corruption inherit incorruption. زیرا که از حزن و دلتنگی سخت و بااشکهای بسیار به شما نوشتم، نه تا محزون شویدبلکه تا بفهمید چه محبت بینهایتی با شما دارم. bible_en_fa Behold, I shew you a mystery; We shall not all sleep, but we shall all be changed, و اگر کسی باعث غم شد، مرا محزون نساخت بلکه فی الجمله جمیع شما را تا بار زیاده ننهاده باشم. bible_en_fa In a moment, in the twinkling of an eye, at the last trump: for the trumpet shall sound, and the dead shall be raised incorruptible, and we shall be changed. کافی است آن کس را این سیاستی که از اکثر شما بدو رسیده است. bible_en_fa For this corruptible must put on incorruption, and this mortal must put on immortality. پس برعکس شما باید او را عفو نموده، تسلی دهید که مباداافزونی غم چنین شخص را فرو برد. bible_en_fa So when this corruptible shall have put on incorruption, and this mortal shall have put on immortality, then shall be brought to pass the saying that is written, Death is swallowed up in victory. بنابراین، به شما التماس می‌دارم که با او محبت خود رااستوار نمایید. bible_en_fa O death, where is thy sting? O grave, where is thy victory? زیرا که برای همین نیز نوشتم تادلیل شما را بدانم که در همه‌چیز مطیع می‌باشید. bible_en_fa The sting of death is sin; and the strength of sin is the law. اما هرکه را چیزی عفو نمایید، من نیز می‌کنم زیرا که آنچه من عفو کرده‌ام، هرگاه چیزی را عفوکرده باشم، به‌خاطر شما به حضور مسیح کرده‌ام، bible_en_fa But thanks be to God, which giveth us the victory through our Lord Jesus Christ. تا شیطان بر ما برتری نیابد، زیرا که از مکاید اوبی خبر نیستیم. bible_en_fa Therefore, my beloved brethren, be ye stedfast, unmoveable, always abounding in the work of the Lord, forasmuch as ye know that your labour is not in vain in the Lord. اما چون به تروآس بجهت بشارت مسیح آمدم و دروازه‌ای برای من در خداوند باز شد، bible_en_fa Now concerning the collection for the saints, as I have given order to the churches of Galatia, even so do ye. در روح خود آرامی نداشتم، از آن رو که برادرخود تیطس را نیافتم، بلکه ایشان را وداع نموده، به مکادونیه آمدم. bible_en_fa Upon the first day of the week let every one of you lay by him in store, as God hath prospered him, that there be no gatherings when I come. لیکن شکر خدا راست که مارا در مسیح، دائم در موکب ظفر خود می‌برد وعطر معرفت خود را در هرجا بوسیله ما ظاهرمی کند. bible_en_fa And when I come, whomsoever ye shall approve by your letters, them will I send to bring your liberality unto Jerusalem. زیرا خدا را عطر خوشبوی مسیح می‌باشیم هم در ناجیان و هم در هالکان. bible_en_fa And if it be meet that I go also, they shall go with me. امااینها را عطر موت، الی موت و آنها را عطر حیات الی حیات. و برای این امور کیست که کافی باشد؟زیرا مثل بسیاری نیستیم که کلام خدا را مغشوش سازیم، بلکه از ساده دلی و از جانب خدا در حضور خدا در مسیح سخن می‌گوییم. bible_en_fa Now I will come unto you, when I shall pass through Macedonia: for I do pass through Macedonia. زیرا مثل بسیاری نیستیم که کلام خدا را مغشوش سازیم، بلکه از ساده دلی و از جانب خدا در حضور خدا در مسیح سخن می‌گوییم. bible_en_fa And it may be that I will abide, yea, and winter with you, that ye may bring me on my journey whithersoever I go. آیا باز به سفارش خود شروع می‌کنیم؟ وآیا مثل بعضی احتیاج به سفارش نامه جات به شما یا از شما داشته باشیم؟ bible_en_fa For I will not see you now by the way; but I trust to tarry a while with you, if the Lord permit. شما رساله ماهستید، نوشته شده در دلهای ما، معروف وخوانده شده جمیع آدمیان. bible_en_fa But I will tarry at Ephesus until Pentecost. چونکه ظاهرشده‌اید که رساله مسیح می‌باشید، خدمت کرده شده از ما و نوشته شده نه به مرکب بلکه به روح خدای حی، نه بر الواح سنگ، بلکه بر الواح گوشتی دل. bible_en_fa For a great door and effectual is opened unto me, and there are many adversaries. اما بوسیله مسیح چنین اعتماد به خدا داریم. bible_en_fa Now if Timotheus come, see that he may be with you without fear: for he worketh the work of the Lord, as I also do. نه آنکه کافی باشیم که چیزی را به خود تفکر کنیم که گویا از ما باشد، بلکه کفایت مااز خداست. bible_en_fa Let no man therefore despise him: but conduct him forth in peace, that he may come unto me: for I look for him with the brethren. که او ما را هم کفایت داد تا عهدجدید را خادم شویم، نه حرف را بلکه روح رازیرا که حرف می‌کشد لیکن روح زنده می‌کند. bible_en_fa As touching our brother Apollos, I greatly desired him to come unto you with the brethren: but his will was not at all to come at this time; but he will come when he shall have convenient time. اما اگر خدمت موت که در حرف بود و برسنگها تراشیده شده با جلال می‌بود، بحدی که بنی‌اسرائیل نمی توانستند صورت موسی را نظاره کنند به‌سبب جلال چهره او که فانی بود، bible_en_fa Watch ye, stand fast in the faith, quit you like men, be strong. چگونه خدمت روح بیشتر با جلال نخواهد بود؟ bible_en_fa Let all your things be done with charity. زیراهرگاه خدمت قصاص با جلال باشد، چند مرتبه زیادتر خدمت عدالت در جلال خواهد افزود. bible_en_fa I beseech you, brethren, (ye know the house of Stephanas, that it is the firstfruits of Achaia, and that they have addicted themselves to the ministry of the saints,) زیرا که آنچه جلال داده شده بود نیز بدین نسبت جلالی نداشت به‌سبب این جلال فایق. bible_en_fa That ye submit yourselves unto such, and to every one that helpeth with us, and laboureth. زیرا اگر آن فانی با جلال بودی، هرآینه این باقی از طریق اولی در جلال خواهد بود. bible_en_fa I am glad of the coming of Stephanas and Fortunatus and Achaicus: for that which was lacking on your part they have supplied. پس چون چنین امید داریم، با کمال دلیری سخن می‌گوییم. bible_en_fa For they have refreshed my spirit and yours: therefore acknowledge ye them that are such. و نه مانند موسی که نقابی برچهره خود کشید تا بنی‌اسرائیل، تمام شدن این فانی را نظر نکنند، bible_en_fa The churches of Asia salute you. Aquila and Priscilla salute you much in the Lord, with the church that is in their house. بلکه ذهن ایشان غلیظ شدزیرا که تا امروز همان نقاب در خواندن عهد عتیق باقی است و کشف نشده است، زیرا که فقط درمسیح باطل می‌گردد. bible_en_fa All the brethren greet you. Greet ye one another with an holy kiss. بلکه تا امروز وقتی که موسی را می‌خوانند، نقاب بر دل ایشان برقرارمی ماند. bible_en_fa The salutation of me Paul with mine own hand. لیکن هرگاه به سوی خداوند رجوع کند، نقاب برداشته می‌شود. bible_en_fa If any man love not the Lord Jesus Christ, let him be Anathema Maranatha. اما خداوند روح است و جایی که روح خداوند است، آنجا آزادی است.لیکن همه ما چون با چهره بی‌نقاب جلال خداوند را در آینه می‌نگریم، از جلال تاجلال به همان صورت متبدل می‌شویم، چنانکه از خداوند که روح است. bible_en_fa The grace of our Lord Jesus Christ be with you. لیکن همه ما چون با چهره بی‌نقاب جلال خداوند را در آینه می‌نگریم، از جلال تاجلال به همان صورت متبدل می‌شویم، چنانکه از خداوند که روح است. bible_en_fa My love be with you all in Christ Jesus. Amen. بنابراین چون این خدمت را داریم، چنانکه رحمت یافته‌ایم، خسته خاطر نمی شویم. bible_en_fa Paul, an apostle of Jesus Christ by the will of God, and Timothy our brother, unto the church of God which is at Corinth, with all the saints which are in all Achaia: بلکه خفایای رسوایی را ترک کرده، به مکر رفتارنمی کنیم و کلام خدا را مغشوش نمی سازیم، بلکه به اظهار راستی، خود را به ضمیر هرکس درحضور خدا مقبول می‌سازیم. bible_en_fa Grace be to you and peace from God our Father, and from the Lord Jesus Christ. لیکن اگر بشارت ما مخفی است، بر هالکان مخفی است، bible_en_fa Blessed be God, even the Father of our Lord Jesus Christ, the Father of mercies, and the God of all comfort; که درایشان خدای این جهان فهم های بی‌ایمانشان راکور گردانیده است که مبادا تجلی بشارت جلال مسیح که صورت خداست، ایشان را روشن سازد. bible_en_fa Who comforteth us in all our tribulation, that we may be able to comfort them which are in any trouble, by the comfort wherewith we ourselves are comforted of God. زیرا به خویشتن موعظه نمی کنیم بلکه به مسیح عیسی خداوند، اما به خویشتن که غلام شما هستیم بخاطر عیسی. bible_en_fa For as the sufferings of Christ abound in us, so our consolation also aboundeth by Christ. زیرا خدایی که گفت تانور از ظلمت درخشید، همان است که در دلهای ما درخشید تا نور معرفت جلال خدا در چهره عیسی مسیح از ما بدرخشد. bible_en_fa And whether we be afflicted, it is for your consolation and salvation, which is effectual in the enduring of the same sufferings which we also suffer: or whether we be comforted, it is for your consolation and salvation. لیکن این خزینه را در ظروف خاکی داریم تابرتری قوت از آن خدا باشد نه از جانب ما. bible_en_fa And our hope of you is stedfast, knowing, that as ye are partakers of the sufferings, so shall ye be also of the consolation. درهرچیز زحمت کشیده، ولی در شکنجه نیستیم؛ متحیر ولی مایوس نی؛ bible_en_fa For we would not, brethren, have you ignorant of our trouble which came to us in Asia, that we were pressed out of measure, above strength, insomuch that we despaired even of life: تعاقب کرده شده، لیکن نه متروک؛ افکنده شده، ولی هلاک شده نی؛ bible_en_fa But we had the sentence of death in ourselves, that we should not trust in ourselves, but in God which raiseth the dead: پیوسته قتل عیسی خداوند را در جسد خودحمل می‌کنیم تا حیات عیسی هم در بدن ما ظاهرشود. bible_en_fa Who delivered us from so great a death, and doth deliver: in whom we trust that he will yet deliver us; زیرا ما که زنده‌ایم، دائم بخاطر عیسی به موت سپرده می‌شویم تا حیات عیسی نیز درجسد فانی ما پدید آید. bible_en_fa Ye also helping together by prayer for us, that for the gift bestowed upon us by the means of many persons thanks may be given by many on our behalf. پس موت در ما کارمی کند ولی حیات در شما. bible_en_fa For our rejoicing is this, the testimony of our conscience, that in simplicity and godly sincerity, not with fleshly wisdom, but by the grace of God, we have had our conversation in the world, and more abundantly to you-ward. اما چون همان روح ایمان را داریم، بحسب آنچه مکتوب است «ایمان آوردم پس سخن گفتم»، ما نیز چون ایمان داریم، از اینرو سخن می‌گوییم. bible_en_fa For we write none other things unto you, than what ye read or acknowledge; and I trust ye shall acknowledge even to the end; چون می‌دانیم او که عیسی خداوندرا برخیزانید، ما را نیز با عیسی خواهد برخیزانیدو با شما حاضر خواهد ساخت. bible_en_fa As also ye have acknowledged us in part, that we are your rejoicing, even as ye also are ours in the day of the Lord Jesus. زیرا که همه‌چیز برای شما است تا آن فیضی که بوسیله بسیاری افزوده شده است، شکرگزاری را برای تمجید خدا بیفزاید. bible_en_fa And in this confidence I was minded to come unto you before, that ye might have a second benefit; از این جهت خسته خاطرنمی شویم، بلکه هرچند انسانیت ظاهری ما فانی می‌شود، لیکن باطن روز بروز تازه می‌گردد. bible_en_fa And to pass by you into Macedonia, and to come again out of Macedonia unto you, and of you to be brought on my way toward Judaea. زیرا که این زحمت سبک ما که برای لحظه‌ای است، بار جاودانی جلال را برای ما زیاده و زیاده پیدا می‌کند.در حالی که ما نظر نمی کنیم به چیزهای دیدنی، بلکه به چیزهای نادیدنی، زیرا که آنچه دیدنی است، زمانی است و نادیدنی جاودانی. bible_en_fa When I therefore was thus minded, did I use lightness? or the things that I purpose, do I purpose according to the flesh, that with me there should be yea yea, and nay nay? در حالی که ما نظر نمی کنیم به چیزهای دیدنی، بلکه به چیزهای نادیدنی، زیرا که آنچه دیدنی است، زمانی است و نادیدنی جاودانی. bible_en_fa But as God is true, our word toward you was not yea and nay. زیرا می‌دانیم که هرگاه این خانه زمینی خیمه ما ریخته شود، عمارتی از خداداریم، خانه‌ای ناساخته شده به‌دستها و جاودانی در آسمانها. bible_en_fa For the Son of God, Jesus Christ, who was preached among you by us, even by me and Silvanus and Timotheus, was not yea and nay, but in him was yea. زیرا که در این هم آه می‌کشیم، چونکه مشتاق هستیم که خانه خود را که ازآسمان است بپوشیم، bible_en_fa For all the promises of God in him are yea, and in him Amen, unto the glory of God by us. اگر فی الواقع پوشیده و نه عریان یافت شویم. bible_en_fa Now he which stablisheth us with you in Christ, and hath anointed us, is God; از آنرو که ما نیز که در این خیمه هستیم، گرانبار شده، آه می‌کشیم، از آن جهت که نمی خواهیم این را بیرون کنیم، بلکه آن را بپوشیم تا فانی در حیات غرق شود. bible_en_fa Who hath also sealed us, and given the earnest of the Spirit in our hearts. اما او که ما را برای این درست ساخت خدا است که بیعانه روح را به ما می‌دهد. bible_en_fa Moreover I call God for a record upon my soul, that to spare you I came not as yet unto Corinth. پس دائم خاطرجمع هستیم و می‌دانیم که مادامی که در بدن متوطنیم، از خداوند غریب می‌باشیم. bible_en_fa Not for that we have dominion over your faith, but are helpers of your joy: for by faith ye stand. (زیرا که به ایمان رفتار می‌کنیم نه به دیدار) bible_en_fa But I determined this with myself, that I would not come again to you in heaviness. پس خاطرجمع هستیم و این را بیشترمی پسندیم که از بدن غربت کنیم و به نزد خداوندمتوطن شویم. bible_en_fa For if I make you sorry, who is he then that maketh me glad, but the same which is made sorry by me? لهذا حریص هستیم بر اینکه خواه متوطن و خواه غریب، پسندیده او باشیم. bible_en_fa And I wrote this same unto you, lest, when I came, I should have sorrow from them of whom I ought to rejoice; having confidence in you all, that my joy is the joy of you all. زیرا لازم است که همه ما پیش مسند مسیح حاضر شویم تا هرکس اعمال بدنی خود را بیابد، بحسب آنچه کرده باشد، چه نیک چه بد. bible_en_fa For out of much affliction and anguish of heart I wrote unto you with many tears; not that ye should be grieved, but that ye might know the love which I have more abundantly unto you. پس چون ترس خدا را دانسته‌ایم، مردم رادعوت می‌کنیم. اما به خدا ظاهر شده‌ایم و امیدوارم به ضمایر شما هم ظاهر خواهیم شد. bible_en_fa But if any have caused grief, he hath not grieved me, but in part: that I may not overcharge you all. زیرا بار دیگر برای خود به شما سفارش نمی کنیم، بلکه سبب افتخار درباره خود به شمامی دهیم تا شما را جوابی باشد برای آنانی که درظاهر نه در دل فخر می‌کنند. bible_en_fa Sufficient to such a man is this punishment, which was inflicted of many. زیرا اگر بی‌خودهستیم برای خداست و اگر هشیاریم برای شمااست. bible_en_fa So that contrariwise ye ought rather to forgive him, and comfort him, lest perhaps such a one should be swallowed up with overmuch sorrow. زیرا محبت مسیح ما را فرو گرفته است، چونکه این را دریافتیم که یک نفر برای همه مردپس همه مردند. bible_en_fa Wherefore I beseech you that ye would confirm your love toward him. و برای همه مرد تا آنانی که زنده‌اند، از این به بعد برای خویشتن زیست نکنندبلکه برای او که برای ایشان مرد و برخاست. bible_en_fa For to this end also did I write, that I might know the proof of you, whether ye be obedient in all things. بنابراین، ما بعد از این هیچ‌کس را بحسب جسم نمی شناسیم، بلکه هرگاه مسیح را هم بحسب جسم شناخته بودیم، الان دیگر او رانمی شناسیم. bible_en_fa To whom ye forgive any thing, I forgive also: for if I forgave any thing, to whom I forgave it, for your sakes forgave I it in the person of Christ; پس اگر کسی در مسیح باشد، خلقت تازه‌ای است؛ چیزهای کهنه درگذشت، اینک همه‌چیز تازه شده است. bible_en_fa Lest Satan should get an advantage of us: for we are not ignorant of his devices. و همه‌چیز ازخدا که ما را بواسطه عیسی مسیح با خود مصالحه داده و خدمت مصالحه را به ما سپرده است. bible_en_fa Furthermore, when I came to Troas to preach Christ's gospel, and a door was opened unto me of the Lord, یعنی‌اینکه خدا در مسیح بود و جهان را باخود مصالحه می‌داد و خطایای ایشان را بدیشان محسوب نداشت و کلام مصالحه را به ما سپرد. bible_en_fa I had no rest in my spirit, because I found not Titus my brother: but taking my leave of them, I went from thence into Macedonia. پس برای مسیح ایلچی هستیم که گویا خدا به زبان ما وعظ می‌کند. پس بخاطر مسیح استدعامی کنیم که با خدا مصالحه کنید.زیرا او را که گناه نشناخت در راه ما گناه ساخت تا ما در وی عدالت خدا شویم. bible_en_fa Now thanks be unto God, which always causeth us to triumph in Christ, and maketh manifest the savour of his knowledge by us in every place. زیرا او را که گناه نشناخت در راه ما گناه ساخت تا ما در وی عدالت خدا شویم. bible_en_fa For we are unto God a sweet savour of Christ, in them that are saved, and in them that perish: پس چون همکاران او هستیم، التماس می نماییم که فیض خدا را بی‌فایده نیافته باشید. bible_en_fa To the one we are the savour of death unto death; and to the other the savour of life unto life. And who is sufficient for these things? زیرا می‌گوید: «در وقت مقبول تو را مستجاب فرمودم و در روز نجات تو را اعانت کردم.» اینک الحال زمان مقبول است؛ اینک الان روز نجات است. bible_en_fa For we are not as many, which corrupt the word of God: but as of sincerity, but as of God, in the sight of God speak we in Christ. در هیچ‌چیز لغزش نمی دهیم که مباداخدمت ما ملامت کرده شود، bible_en_fa Do we begin again to commend ourselves? or need we, as some others, epistles of commendation to you, or letters of commendation from you? بلکه در هر امری خود را ثابت می‌کنیم که خدام خدا هستیم: درصبر بسیار، در زحمات، در حاجات در تنگیها، bible_en_fa Ye are our epistle written in our hearts, known and read of all men: در تازیانه‌ها، در زندانها، در فتنه‌ها، در محنتها، در بی‌خوابیها، در گرسنگیها، bible_en_fa Forasmuch as ye are manifestly declared to be the epistle of Christ ministered by us, written not with ink, but with the Spirit of the living God; not in tables of stone, but in fleshy tables of the heart. در طهارت، درمعرفت، در حلم، در مهربانی، در روح‌القدس، درمحبت بی‌ریا، bible_en_fa And such trust have we through Christ to God-ward: در کلام حق، در قوت خدا بااسلحه عدالت بر طرف راست و چپ، bible_en_fa Not that we are sufficient of ourselves to think any thing as of ourselves; but our sufficiency is of God; به عزت وذلت و بدنامی و نیکنامی. چون گمراه کنندگان واینک راستگو هستیم؛ bible_en_fa Who also hath made us able ministers of the new testament; not of the letter, but of the spirit: for the letter killeth, but the spirit giveth life. چون مجهول و اینک معروف؛ چون در حالت موت و اینک زنده هستیم؛ چون سیاست کرده شده، اما مقتول نی؛ bible_en_fa But if the ministration of death, written and engraven in stones, was glorious, so that the children of Israel could not stedfastly behold the face of Moses for the glory of his countenance; which glory was to be done away: چون محزون، ولی دائم شادمان؛ چون فقیر واینک بسیاری را دولتمند می‌سازیم؛ چون بی‌چیز، اما مالک همه‌چیز. bible_en_fa How shall not the ministration of the spirit be rather glorious? ‌ای قرنتیان، دهان ما به سوی شما گشاده ودل ما وسیع شده است. bible_en_fa For if the ministration of condemnation be glory, much more doth the ministration of righteousness exceed in glory. در ما تنگ نیستید لیکن در احشای خود تنگ هستید. bible_en_fa For even that which was made glorious had no glory in this respect, by reason of the glory that excelleth. پس در جزای این، زیرا که به فرزندان خود سخن می‌گویم، شمانیز گشاده شوید. bible_en_fa For if that which is done away was glorious, much more that which remaineth is glorious. زیر یوغ ناموافق با بی‌ایمانان مشوید، زیرا عدالت را با گناه چه رفاقت و نور را باظلمت چه شراکت است؟ bible_en_fa Seeing then that we have such hope, we use great plainness of speech: و مسیح را با بلیعال چه مناسبت و مومن را با کافر چه نصیب است؟ bible_en_fa And not as Moses, which put a vail over his face, that the children of Israel could not stedfastly look to the end of that which is abolished: و هیکل خدا را با بتها چه موافقت؟ زیرا شماهیکل خدای حی می‌باشید، چنانکه خدا گفت که «در ایشان ساکن خواهم بود و در ایشان راه خواهم رفت و خدای ایشان خواهم بود، و ایشان قوم من خواهند بود.» bible_en_fa But their minds were blinded: for until this day remaineth the same vail untaken away in the reading of the old testament; which vail is done away in Christ. پس خداوند می‌گوید: «از میان ایشان بیرون آیید و جدا شوید و چیزناپاک را لمس مکنید تا من شما را مقبول بدارم،و شما را پدر خواهم بود و شما مرا پسران ودختران خواهید بود؛ خداوند قادر مطلق می‌گوید.» bible_en_fa But even unto this day, when Moses is read, the vail is upon their heart. و شما را پدر خواهم بود و شما مرا پسران ودختران خواهید بود؛ خداوند قادر مطلق می‌گوید.» bible_en_fa Nevertheless when it shall turn to the Lord, the vail shall be taken away. پس‌ای عزیزان، چون این وعده‌ها راداریم، خویشتن را از هر نجاست جسم وروح طاهر بسازیم و قدوسیت را در خدا ترسی به‌کمال رسانیم. bible_en_fa Now the Lord is that Spirit: and where the Spirit of the Lord is, there is liberty. ما را در دلهای خود جا دهید. بر هیچ‌کس ظلم نکردیم و هیچ‌کس را فاسد نساختیم وهیچ‌کس را مغبون ننمودیم. bible_en_fa But we all, with open face beholding as in a glass the glory of the Lord, are changed into the same image from glory to glory, even as by the Spirit of the Lord. این را از روی مذمت نمی گویم، زیرا پیش گفتم که در دل ماهستید تا در موت و حیات با هم باشیم. bible_en_fa Therefore seeing we have this ministry, as we have received mercy, we faint not; مرا برشما اعتماد کلی و درباره شما فخر کامل است. ازتسلی سیر گشته‌ام و در هر زحمتی که بر مامی آید، شادی وافر می‌کنم. bible_en_fa But have renounced the hidden things of dishonesty, not walking in craftiness, nor handling the word of God deceitfully; but by manifestation of the truth commending ourselves to every man's conscience in the sight of God. زیرا چون به مکادونیه هم رسیدیم، جسم ماآرامی نیافت، بلکه در هرچیز زحمت کشیدیم؛ در ظاهر، نزاعها و در باطن، ترسها بود. bible_en_fa But if our gospel be hid, it is hid to them that are lost: لیکن خدایی که تسلی دهنده افتادگان است، ما را به آمدن تیطس تسلی بخشید. bible_en_fa In whom the god of this world hath blinded the minds of them which believe not, lest the light of the glorious gospel of Christ, who is the image of God, should shine unto them. و نه از آمدن او تنهابلکه به آن تسلی نیز که او در شما یافته بود، چون ما را مطلع ساخت از شوق شما و نوحه گری شماو غیرتی که درباره من داشتید، به نوعی که بیشترشادمان گردیدم. bible_en_fa For we preach not ourselves, but Christ Jesus the Lord; and ourselves your servants for Jesus' sake. زیرا که هرچند شما را به آن رساله محزون ساختم، پشیمان نیستم، اگرچه پشیمان هم بودم زیرا یافتم که آن رساله شما رااگر هم به ساعتی، غمگین ساخت. bible_en_fa For God, who commanded the light to shine out of darkness, hath shined in our hearts, to give the light of the knowledge of the glory of God in the face of Jesus Christ. الحال شادمانم، نه از آنکه غم خوردید بلکه از اینکه غم شما به توبه انجامید، زیرا که غم شما برای خدابود تا به هیچ وجه زیانی از ما به شما نرسد. bible_en_fa But we have this treasure in earthen vessels, that the excellency of the power may be of God, and not of us. زیرا غمی که برای خداست منشا توبه می‌باشد به جهت نجات که از آن پشیمانی نیست؛ اما غم دنیوی منشا موت است. bible_en_fa We are troubled on every side, yet not distressed; we are perplexed, but not in despair; زیرا اینک همین‌که غم شما برای خدا بود، چگونه کوشش، بل احتجاج، بل خشم، بل ترس، بل اشتیاق، بل غیرت، بل انتقام را در شما پدید آورد. در هر چیزخود را ثابت کردید که در این امر مبرا هستید. bible_en_fa Persecuted, but not forsaken; cast down, but not destroyed; باری هرگاه به شما نوشتم، بجهت آن ظالم یا مظلوم نبود، بلکه تا غیرت ما درباره شما به شمادر حضور خدا ظاهر شود. bible_en_fa Always bearing about in the body the dying of the Lord Jesus, that the life also of Jesus might be made manifest in our body. و از این جهت تسلی یافتیم لیکن در تسلی خود شادی ما ازخوشی تیطس بینهایت زیاده گردید چونکه روح او از جمیع شما آرامی یافته بود. bible_en_fa For we which live are alway delivered unto death for Jesus' sake, that the life also of Jesus might be made manifest in our mortal flesh. زیرا اگردرباره شما بدو فخر کردم، خجل نشدم بلکه چنانکه همه سخنان را به شما به راستی گفتیم، همچنین فخر ما به تیطس راست شد. bible_en_fa So then death worketh in us, but life in you. و خاطراو به سوی شما زیادتر مایل گردید، چونکه اطاعت جمیع شما را به یاد می‌آورد که چگونه به ترس و لرز او را پذیرفتید.شادمانم که درهرچیز بر شما اعتماد دارم. bible_en_fa We having the same spirit of faith, according as it is written, I believed, and therefore have I spoken; we also believe, and therefore speak; شادمانم که درهرچیز بر شما اعتماد دارم. bible_en_fa Knowing that he which raised up the Lord Jesus shall raise up us also by Jesus, and shall present us with you. لیکن‌ای برادران شما را مطلع می‌سازیم ازفیض خدا که به کلیساهای مکادونیه عطاشده است. bible_en_fa For all things are for your sakes, that the abundant grace might through the thanksgiving of many redound to the glory of God. زیرا در امتحان شدید زحمت، فراوانی خوشی ایشان ظاهر گردید و از زیادتی فقر ایشان، دولت سخاوت ایشان افزوده شد. bible_en_fa For which cause we faint not; but though our outward man perish, yet the inward man is renewed day by day. زیرا که شاهد هستم که بحسب طاقت بلکه فوق از طاقت خویش به رضامندی تمام، bible_en_fa For our light affliction, which is but for a moment, worketh for us a far more exceeding and eternal weight of glory; التماس بسیار نموده، این نعمت و شراکت در خدمت مقدسین را از ما طلبیدند. bible_en_fa While we look not at the things which are seen, but at the things which are not seen: for the things which are seen are temporal; but the things which are not seen are eternal. و نه‌چنانکه امیدداشتیم، بلکه اول خویشتن را به خداوند و به مابرحسب اراده خدا دادند. bible_en_fa For we know that if our earthly house of this tabernacle were dissolved, we have a building of God, an house not made with hands, eternal in the heavens. و از این سبب از تیطس استدعا نمودیم که همچنانکه شروع این نعمت را در میان شما کرد، آن را به انجام هم برساند. bible_en_fa For in this we groan, earnestly desiring to be clothed upon with our house which is from heaven: بلکه چنانکه درهرچیز افزونی دارید، در ایمان و کلام و معرفت وکمال اجتهاد و محبتی که با ما می‌دارید، در این نعمت نیز بیفزایید. bible_en_fa If so be that being clothed we shall not be found naked. این را به طریق حکم نمی گویم بلکه به‌سبب اجتهاد دیگران و تااخلاص محبت شما را بیازمایم. bible_en_fa For we that are in this tabernacle do groan, being burdened: not for that we would be unclothed, but clothed upon, that mortality might be swallowed up of life. زیرا که فیض خداوند ما عیسی مسیح را می‌دانید که هرچنددولتمند بود، برای شما فقیر شد تا شما از فقر اودولتمند شوید. bible_en_fa Now he that hath wrought us for the selfsame thing is God, who also hath given unto us the earnest of the Spirit. و در این، رای می‌دهم زیرا که این شما را شایسته است، چونکه شما در سال گذشته، نه در عمل فقط بلکه در اراده نیز اول ازهمه شروع کردید. bible_en_fa Therefore we are always confident, knowing that, whilst we are at home in the body, we are absent from the Lord: اما الحال عمل را به انجام رسانید تا چنانکه دلگرمی در اراده بود، انجام عمل نیز برحسب آنچه دارید بشود. bible_en_fa (For we walk by faith, not by sight:) زیراهرگاه دلگرمی باشد، مقبول می‌افتد، بحسب آنچه کسی دارد نه بحسب آنچه ندارد. bible_en_fa We are confident, I say, and willing rather to be absent from the body, and to be present with the Lord. و نه اینکه دیگران را راحت و شما را زحمت باشد، بلکه به طریق مساوات تا در حال، زیادتی شمابرای کمی ایشان بکار آید؛ bible_en_fa Wherefore we labour, that, whether present or absent, we may be accepted of him. و تا زیادتی ایشان بجهت کمی شما باشد و مساوات بشود. bible_en_fa For we must all appear before the judgment seat of Christ; that every one may receive the things done in his body, according to that he hath done, whether it be good or bad. چنانکه مکتوب است: «آنکه بسیار جمع کرد، زیادتی نداشت و آنکه اندکی جمع کرد، کمی نداشت. bible_en_fa Knowing therefore the terror of the Lord, we persuade men; but we are made manifest unto God; and I trust also are made manifest in your consciences. اما شکر خداراست که این اجتهاد را برای شما در دل تیطس نهاد. bible_en_fa For we commend not ourselves again unto you, but give you occasion to glory on our behalf, that ye may have somewhat to answer them which glory in appearance, and not in heart. زیرا او خواهش ما رااجابت نمود، بلکه بیشتر با اجتهاد بوده، به رضامندی تمام به سوی شما روانه شد. bible_en_fa For whether we be beside ourselves, it is to God: or whether we be sober, it is for your cause. و باوی آن برادری را فرستادیم که مدح او در انجیل در تمامی کلیساها است. bible_en_fa For the love of Christ constraineth us; because we thus judge, that if one died for all, then were all dead: و نه همین فقط بلکه کلیساها نیز او را اختیار کردند تا در این نعمتی که خدمت آن را برای تمجید خداوند و دلگرمی شما می‌کنیم، هم‌سفر مابشود. bible_en_fa And that he died for all, that they which live should not henceforth live unto themselves, but unto him which died for them, and rose again. چونکه اجتناب می‌کنیم که مبادا کسی ما را ملامت کند درباره این سخاوتی که خادمان آن هستیم. bible_en_fa Wherefore henceforth know we no man after the flesh: yea, though we have known Christ after the flesh, yet now henceforth know we him no more. زیرا که نه درحضور خداوند فقط، بلکه در نظر مردم نیزچیزهای نیکو را تدارک می‌بینیم. bible_en_fa Therefore if any man be in Christ, he is a new creature: old things are passed away; behold, all things are become new. و با ایشان برادر خود را نیز فرستادیم که مکرر در اموربسیار او را با اجتهاد یافتیم و الحال به‌سبب اعتماد کلی که بر شما می‌دارد، بیشتر با اجتهاداست. bible_en_fa And all things are of God, who hath reconciled us to himself by Jesus Christ, and hath given to us the ministry of reconciliation; هرگاه درباره تیطس (بپرسند)، او درخدمت شما رفیق و همکار من است؛ و اگر درباره برادران ما، ایشان رسل کلیساها و جلال مسیح می‌باشند.پس دلیل محبت خود و فخر ما را درباره شما در حضور کلیساها به ایشان ظاهرنمایید. bible_en_fa To wit, that God was in Christ, reconciling the world unto himself, not imputing their trespasses unto them; and hath committed unto us the word of reconciliation. پس دلیل محبت خود و فخر ما را درباره شما در حضور کلیساها به ایشان ظاهرنمایید. bible_en_fa Now then we are ambassadors for Christ, as though God did beseech you by us: we pray you in Christ's stead, be ye reconciled to God. زیرا که در خصوص این خدمت مقدسین، زیادتی می‌باشد که به شما بنویسم. bible_en_fa For he hath made him to be sin for us, who knew no sin; that we might be made the righteousness of God in him. چونکه دلگرمی شما را می‌دانم که درباره آن بجهت شما به اهل مکادونیه فخر می‌کنم که ازسال گدشته اهل اخائیه مستعد شده‌اند و غیرت شما اکثر ایشان را تحریض نموده است. bible_en_fa We then, as workers together with him, beseech you also that ye receive not the grace of God in vain. امابرادران را فرستادم که مبادا فخر ما درباره شما دراین خصوص باطل شود تا چنانکه گفته‌ام، مستعدشوید. bible_en_fa (For he saith, I have heard thee in a time accepted, and in the day of salvation have I succoured thee: behold, now is the accepted time; behold, now is the day of salvation.) مبادا اگر اهل مکادونیه با من آیند و شمارا نامستعد یابند، نمی گویم شما بلکه ما از این اعتمادی که به آن فخر کردیم، خجل شویم، bible_en_fa Giving no offence in any thing, that the ministry be not blamed: پس لازم دانستم که برادران را نصیحت کنم تاقبل از ما نزد شما آیند و برکت موعود شما را مهیاسازند تا حاضر باشد، از راه برکت نه از راه طمع. bible_en_fa But in all things approving ourselves as the ministers of God, in much patience, in afflictions, in necessities, in distresses, اما خلاصه این است، هرکه با بخیلی کارد، بابخیلی هم درو کند و هرکه با برکت کارد، با برکت نیز درو کند. bible_en_fa In stripes, in imprisonments, in tumults, in labours, in watchings, in fastings; اما هرکس بطوری که در دل خوداراده نموده است بکند، نه به حزن و اضطرار، زیراخدا بخشنده خوش را دوست می‌دارد. bible_en_fa By pureness, by knowledge, by longsuffering, by kindness, by the Holy Ghost, by love unfeigned, ولی خدا قادر است که هر نعمتی را برای شما بیفزایدتا همیشه در هر امری کفایت کامل داشته، برای هر عمل نیکو افزوده شوید. bible_en_fa By the word of truth, by the power of God, by the armour of righteousness on the right hand and on the left, چنانکه مکتوب است که «پاشید و به فقرا داد و عدالتش تا به ابدباقی می‌ماند». bible_en_fa By honour and dishonour, by evil report and good report: as deceivers, and yet true; اما او که برای برزگر بذر و برای خورنده نان را آماده می‌کند، بذر شما را آماده کرده، خواهد افزود و ثمرات عدالت شما را مزید خواهد کرد. bible_en_fa As unknown, and yet well known; as dying, and, behold, we live; as chastened, and not killed; تا آنکه در هرچیز دولتمند شده، کمال سخاوت را بنمایید که آن منشا شکر خدابوسیله ما می‌باشد. bible_en_fa As sorrowful, yet alway rejoicing; as poor, yet making many rich; as having nothing, and yet possessing all things. زیرا که به‌جا آوردن این خدمت، نه فقط حاجات مقدسین را رفع می‌کند، بلکه سپاس خدا را نیز بسیار می‌افزاید. bible_en_fa O ye Corinthians, our mouth is open unto you, our heart is enlarged. و ازدلیل این خدمت، خدا را تمجید می‌کنند به‌سبب اطاعت شما در اعتراف انجیل مسیح و سخاوت بخشش شما برای ایشان و همگان. bible_en_fa Ye are not straitened in us, but ye are straitened in your own bowels. و ایشان به‌سبب افزونی فیض خدایی که بر شماست، دردعای خود مشتاق شما می‌باشند.خدا را برای عطای ما لاکلام او شکر باد. bible_en_fa Now for a recompence in the same, (I speak as unto my children,) be ye also enlarged. خدا را برای عطای ما لاکلام او شکر باد. bible_en_fa Be ye not unequally yoked together with unbelievers: for what fellowship hath righteousness with unrighteousness? and what communion hath light with darkness? اما من خود، پولس، که چون در میان شما حاضر بودم، فروتن بودم، لیکن وقتی که غایب هستم، با شما جسارت می‌کنم، ازشما به حلم و رافت مسیح استدعا دارم bible_en_fa And what concord hath Christ with Belial? or what part hath he that believeth with an infidel? والتماس می‌کنم که چون حاضر شوم، جسارت نکنم بدان اعتمادی که گمان می‌برم که جرات خواهم کرد با آنانی که می‌پندارند که ما به طریق جسم رفتار می‌کنیم. bible_en_fa And what agreement hath the temple of God with idols? for ye are the temple of the living God; as God hath said, I will dwell in them, and walk in them; and I will be their God, and they shall be my people. زیرا هرچند در جسم رفتار می‌کنیم، ولی به قانون جسمی جنگ نمی نماییم. bible_en_fa Wherefore come out from among them, and be ye separate, saith the Lord, and touch not the unclean thing; and I will receive you, زیرا اسلحه جنگ ما جسمانی نیست بلکه نزد خدا قادر است برای انهدام قلعه‌ها، bible_en_fa And will be a Father unto you, and ye shall be my sons and daughters, saith the Lord Almighty. که خیالات و هر بلندی را که خود را به خلاف معرفت خدا می‌افرازد، به زیر می‌افکنیم وهر فکری را به اطاعت مسیح اسیر می‌سازیم. bible_en_fa Having therefore these promises, dearly beloved, let us cleanse ourselves from all filthiness of the flesh and spirit, perfecting holiness in the fear of God. ومستعد هستیم که از هر معصیت انتقام جوییم وقتی که اطاعت شما کامل شود. bible_en_fa Receive us; we have wronged no man, we have corrupted no man, we have defrauded no man. آیا به صورت ظاهری نظر می‌کنید؟ اگر کسی بر خود اعتماد دارد که از آن مسیح است، این را نیز از خود بداند که چنانکه او از آن مسیح است، ما نیز همچنان از آن مسیح هستیم. bible_en_fa I speak not this to condemn you: for I have said before, that ye are in our hearts to die and live with you. زیراهرچند زیاده هم فخر بکنم درباره اقتدار خود که خداوند آن را برای بنا نه برای خرابی شما به ماداده است، خجل نخواهم شد، bible_en_fa Great is my boldness of speech toward you, great is my glorying of you: I am filled with comfort, I am exceeding joyful in all our tribulation. که مبادا معلوم شود که شما را به رساله‌ها می‌ترسانم. bible_en_fa For, when we were come into Macedonia, our flesh had no rest, but we were troubled on every side; without were fightings, within were fears. زیرامی گویند: «رساله های او گران و زورآور است، لیکن حضور جسمی او ضعیف و سخنش حقیر.» bible_en_fa Nevertheless God, that comforteth those that are cast down, comforted us by the coming of Titus; چنین شخص بداند که چنانکه در کلام به رساله‌ها در غیاب هستیم، همچنین نیز در فعل درحضور خواهیم بود. bible_en_fa And not by his coming only, but by the consolation wherewith he was comforted in you, when he told us your earnest desire, your mourning, your fervent mind toward me; so that I rejoiced the more. زیرا جرات نداریم که خود را از کسانی که خویشتن را مدح می‌کنند بشماریم، یا خود را باایشان مقابله نماییم؛ بلکه ایشان چون خود را باخود می‌پیمایند و خود را به خود مقابله می‌نمایند، دانا نیستند. bible_en_fa For though I made you sorry with a letter, I do not repent, though I did repent: for I perceive that the same epistle hath made you sorry, though it were but for a season. اما ما زیاده از اندازه فخر نمی کنیم، بلکه بحسب اندازه آن قانونی که خدا برای ما پیمود، و آن اندازه‌ای است که به شمانیز می‌رسد. bible_en_fa Now I rejoice, not that ye were made sorry, but that ye sorrowed to repentance: for ye were made sorry after a godly manner, that ye might receive damage by us in nothing. زیرا از حد خود تجاوز نمی کنیم که گویا به شما نرسیده باشیم، چونکه در انجیل مسیح به شما هم رسیده‌ایم. bible_en_fa For godly sorrow worketh repentance to salvation not to be repented of: but the sorrow of the world worketh death. و از اندازه خودنگذشته در محنتهای دیگران فخر نمی نماییم، ولی امید داریم که چون ایمان شما افزون شود، در میان شما بحسب قانون خود بغایت افزوده خواهیم شد. bible_en_fa For behold this selfsame thing, that ye sorrowed after a godly sort, what carefulness it wrought in you, yea, what clearing of yourselves, yea, what indignation, yea, what fear, yea, what vehement desire, yea, what zeal, yea, what revenge! In all things ye have approved yourselves to be clear in this matter. تا اینکه در مکانهای دورتر ازشما هم بشارت دهیم و در امور مهیا شده به قانون دیگران فخر نکنیم. bible_en_fa Wherefore, though I wrote unto you, I did it not for his cause that had done the wrong, nor for his cause that suffered wrong, but that our care for you in the sight of God might appear unto you. اما هرکه فخر نماید، به خداوند فخر بنماید.زیرا نه آنکه خود را مدح کند مقبول افتد بلکه آن را که خداوند مدح نماید. bible_en_fa Therefore we were comforted in your comfort: yea, and exceedingly the more joyed we for the joy of Titus, because his spirit was refreshed by you all. زیرا نه آنکه خود را مدح کند مقبول افتد بلکه آن را که خداوند مدح نماید. bible_en_fa For if I have boasted any thing to him of you, I am not ashamed; but as we spake all things to you in truth, even so our boasting, which I made before Titus, is found a truth. کاشکه مرا در اندک جهالتی متحمل شوید و متحمل من هم می‌باشید. bible_en_fa And his inward affection is more abundant toward you, whilst he remembereth the obedience of you all, how with fear and trembling ye received him. زیراکه من بر شما غیور هستم به غیرت الهی؛ زیرا که شما را به یک شوهر نامزد ساختم تا باکره‌ای عفیفه به مسیح سپارم. bible_en_fa I rejoice therefore that I have confidence in you in all things. لیکن می‌ترسم که چنانکه مار به مکر خود حوا را فریفت، همچنین خاطرشما هم از سادگی‌ای که در مسیح است، فاسدگردد. bible_en_fa Moreover, brethren, we do you to wit of the grace of God bestowed on the churches of Macedonia; زیرا هرگاه آنکه آمد، وعظ می‌کرد به عیسای دیگر، غیر از آنکه ما بدو موعظه کردیم، یا شما روحی دیگر را جز آنکه یافته بودید، یاانجیلی دیگر را سوای آنچه قبول کرده بودیدمی پذیرفتید، نیکو می‌کردید که متحمل می‌شدید. bible_en_fa How that in a great trial of affliction the abundance of their joy and their deep poverty abounded unto the riches of their liberality. زیرا مرا یقین است که از بزرگترین رسولان هرگز کمتر نیستم. bible_en_fa For to their power, I bear record, yea, and beyond their power they were willing of themselves; اما هرچند در کلام نیز امی باشم، لیکن در معرفت نی. بلکه در هر امری نزدهمه کس به شما آشکار گردیدیم. bible_en_fa Praying us with much intreaty that we would receive the gift, and take upon us the fellowship of the ministering to the saints. آیا گناه کردم که خود را ذلیل ساختم تا شما سرافراز شوید دراینکه به انجیل خدا شما را مفت بشارت دادم؟ bible_en_fa And this they did, not as we hoped, but first gave their own selves to the Lord, and unto us by the will of God. کلیساهای دیگر را غارت نموده، اجرت گرفتم تا شما را خدمت نمایم و چون به نزد شما حاضربوده، محتاج شدم، بر هیچ‌کس بار ننهادم. bible_en_fa Insomuch that we desired Titus, that as he had begun, so he would also finish in you the same grace also. زیرابرادرانی که از مکادونیه آمدند، رفع حاجت مرانمودند و در هرچیز از بار نهادن بر شما خود رانگاه داشته و خواهم داشت. bible_en_fa Therefore, as ye abound in every thing, in faith, and utterance, and knowledge, and in all diligence, and in your love to us, see that ye abound in this grace also. به راستی مسیح که در من است قسم که این فخر در نواحی اخائیه از من گرفته نخواهد شد. bible_en_fa I speak not by commandment, but by occasion of the forwardness of others, and to prove the sincerity of your love. از چه سبب؟ آیا ازاینکه شما را دوست نمی دارم؟ خدا می‌داند! bible_en_fa For ye know the grace of our Lord Jesus Christ, that, though he was rich, yet for your sakes he became poor, that ye through his poverty might be rich. لیکن آنچه می‌کنم هم خواهم کرد تا از جویندگان فرصت، فرصت را منقطع سازم تا درآنچه فخر می‌کنند، مثل ما نیز یافت شوند. bible_en_fa And herein I give my advice: for this is expedient for you, who have begun before, not only to do, but also to be forward a year ago. زیرا که چنین اشخاص رسولان کذبه و عمله مکار هستند که خویشتن را به رسولان مسیح مشابه می‌سازند. bible_en_fa Now therefore perform the doing of it; that as there was a readiness to will, so there may be a performance also out of that which ye have. و عجب نیست، چونکه خودشیطان هم خویشتن را به فرشته نور مشابه می‌سازد. bible_en_fa For if there be first a willing mind, it is accepted according to that a man hath, and not according to that he hath not. پس امر بزرگ نیست که خدام وی خویشتن را به خدام عدالت مشابه سازند که عاقبت ایشان برحسب اعمالشان خواهد بود. bible_en_fa For I mean not that other men be eased, and ye burdened: باز می‌گویم، کسی مرا بی‌فهم نداند والا مراچون بی‌فهمی بپذیرید تا من نیز اندکی افتخارکنم. bible_en_fa But by an equality, that now at this time your abundance may be a supply for their want, that their abundance also may be a supply for your want: that there may be equality: آنچه می‌گویم از جانب خداوندنمی گویم، بلکه از راه بی‌فهمی در این اعتمادی که فخر ما است. bible_en_fa As it is written, He that had gathered much had nothing over; and he that had gathered little had no lack. چونکه بسیاری از طریق جسمانی فخر می‌کنند، من هم فخر می‌نمایم. bible_en_fa But thanks be to God, which put the same earnest care into the heart of Titus for you. زیرا چونکه خود فهیم هستید، بی‌فهمان را به خوشی متحمل می‌باشید. bible_en_fa For indeed he accepted the exhortation; but being more forward, of his own accord he went unto you. زیرا متحمل می‌شوید هرگاه کسی شما را غلام سازد، یا کسی شما را فرو خورد، یا کسی شما را گرفتار کند، یاکسی خود را بلند سازد، یا کسی شما را بر رخسارطپانچه زند. bible_en_fa And we have sent with him the brother, whose praise is in the gospel throughout all the churches; از روی استحقار می‌گویم که گویاما ضعیف بوده‌ایم. bible_en_fa And not that only, but who was also chosen of the churches to travel with us with this grace, which is administered by us to the glory of the same Lord, and declaration of your ready mind: آیاعبرانی هستند؟ من نیز هستم! اسرائیلی هستند؟ من نیز هستم! از ذریت ابراهیم هستند؟ من نیزمی باشم! bible_en_fa Avoiding this, that no man should blame us in this abundance which is administered by us: آیا خدام مسیح هستند؟ چون دیوانه حرف می‌زنم، من بیشتر هستم! در محنتهاافزونتر، در تازیانه‌ها زیادتر، در زندانها بیشتر، در مرگها مکرر. bible_en_fa Providing for honest things, not only in the sight of the Lord, but also in the sight of men. از یهودیان پنج مرتبه از چهل یک کم تازیانه خوردم. bible_en_fa And we have sent with them our brother, whom we have oftentimes proved diligent in many things, but now much more diligent, upon the great confidence which I have in you. سه مرتبه مرا چوب زدند؛ یک دفعه سنگسار شدم؛ سه کرت شکسته کشتی شدم؛ شبانه‌روزی در دریا بسر بردم؛ bible_en_fa Whether any do inquire of Titus, he is my partner and fellowhelper concerning you: or our brethren be inquired of, they are the messengers of the churches, and the glory of Christ. درسفرها بارها؛ در خطرهای نهرها؛ در خطرهای دزدان؛ در خطرها از قوم خود و در خطرها ازامت‌ها؛ در خطرها در شهر؛ در خطرها دربیابان؛ در خطرها در دریا؛ در خطرها در میان برادران کذبه؛ bible_en_fa Wherefore shew ye to them, and before the churches, the proof of your love, and of our boasting on your behalf. در محنت و مشقت، در بی‌خوابیها بارها؛ در گرسنگی و تشنگی، در روزه‌ها بارها؛ در سرماو عریانی. bible_en_fa For as touching the ministering to the saints, it is superfluous for me to write to you: بدون آنچه علاوه بر اینها است، آن باری که هر روزه بر من است، یعنی اندیشه برای همه کلیساها. bible_en_fa For I know the forwardness of your mind, for which I boast of you to them of Macedonia, that Achaia was ready a year ago; and your zeal hath provoked very many. کیست ضعیف که من ضعیف نمی شوم؟ که لغزش می‌خورد که من نمی سوزم؟ bible_en_fa Yet have I sent the brethren, lest our boasting of you should be in vain in this behalf; that, as I said, ye may be ready: اگر فخر می‌باید کرد از آنچه به ضعف من تعلق دارد، فخر می‌کنم. bible_en_fa Lest haply if they of Macedonia come with me, and find you unprepared, we (that we say not, ye) should be ashamed in this same confident boasting. خدا و پدر عیسی مسیح خداوند که تا به ابد متبارک است، می‌داند که دروغ نمی گویم. bible_en_fa Therefore I thought it necessary to exhort the brethren, that they would go before unto you, and make up beforehand your bounty, whereof ye had notice before, that the same might be ready, as a matter of bounty, and not as of covetousness. در دمشق، والی حارث پادشاه، شهر دمشقیان را برای گرفتن من محافظت می‌نمود.و مرا از دریچه‌ای در زنبیلی از باره قلعه پایین کردند و از دستهای وی رستم. bible_en_fa But this I say, He which soweth sparingly shall reap also sparingly; and he which soweth bountifully shall reap also bountifully. و مرا از دریچه‌ای در زنبیلی از باره قلعه پایین کردند و از دستهای وی رستم. bible_en_fa Every man according as he purposeth in his heart, so let him give; not grudgingly, or of necessity: for God loveth a cheerful giver. لابد است که فخر کنم، هرچند شایسته من نیست. لیکن به رویاها و مکاشفات خداوند می‌آیم. bible_en_fa And God is able to make all grace abound toward you; that ye, always having all sufficiency in all things, may abound to every good work: شخصی را در مسیح می‌شناسم، چهارده سال قبل از این. آیا در جسم؟ نمی دانم! و آیا بیرون از جسم؟ نمی دانم! خدامی داند. چنین شخصی که تا آسمان سوم ربوده شد. bible_en_fa (As it is written, He hath dispersed abroad; he hath given to the poor: his righteousness remaineth for ever. و چنین شخص را می‌شناسم، خواه درجسم و خواه جدا از جسم، نمی دانم، خدامی داند، bible_en_fa Now he that ministereth seed to the sower both minister bread for your food, and multiply your seed sown, and increase the fruits of your righteousness;) که به فردوس ربوده شد و سخنان ناگفتنی شنید که انسان را جایز نیست به آنها تکلم کند. bible_en_fa Being enriched in every thing to all bountifulness, which causeth through us thanksgiving to God. از چنین شخص فخر خواهم کرد، لیکن ازخود جز از ضعفهای خویش فخر نمی کنم. bible_en_fa For the administration of this service not only supplieth the want of the saints, but is abundant also by many thanksgivings unto God; زیرااگر بخواهم فخر بکنم، بی‌فهم نمی باشم چونکه راست می‌گویم. لیکن اجتناب می‌کنم مبادا کسی در حق من گمانی برد فوق از آنچه در من بیند یا ازمن شنود. bible_en_fa Whiles by the experiment of this ministration they glorify God for your professed subjection unto the gospel of Christ, and for your liberal distribution unto them, and unto all men; و تا آنکه از زیادتی مکاشفات زیاده سرافرازی ننمایم، خاری در جسم من داده شد، فرشته شیطان، تا مرا لطمه زند، مبادا زیاده سرافرازی نمایم. bible_en_fa And by their prayer for you, which long after you for the exceeding grace of God in you. و درباره آن از خداوند سه دفعه استدعا نمودم تا از من برود. bible_en_fa Thanks be unto God for his unspeakable gift. مرا گفت: «فیض من تو را کافی است، زیرا که قوت من درضعف کامل می‌گردد.» پس به شادی بسیار ازضعفهای خود بیشتر فخر خواهم نمود تا قوت مسیح در من ساکن شود. bible_en_fa Now I Paul myself beseech you by the meekness and gentleness of Christ, who in presence am base among you, but being absent am bold toward you: بنابراین، از ضعفها ورسوایی‌ها و احتیاجات و زحمات و تنگیهابخاطر مسیح شادمانم، زیرا که چون ناتوانم، آنگاه توانا هستم. bible_en_fa But I beseech you, that I may not be bold when I am present with that confidence, wherewith I think to be bold against some, which think of us as if we walked according to the flesh. بی‌فهم شده‌ام. شما مرا مجبور ساختید. زیرا می‌بایست شما مرا مدح کرده باشید، از آنروکه من از بزرگترین رسولان به هیچ وجه کمترنیستم، هرچند هیچ هستم. bible_en_fa For though we walk in the flesh, we do not war after the flesh: بدرستی که علامات رسول در میان شما با کمال صبر از آیات و معجزات و قوات پدید گشت. bible_en_fa (For the weapons of our warfare are not carnal, but mighty through God to the pulling down of strong holds;) زیرا کدام چیزاست که در آن از سایر کلیساها قاصر بودید؟ مگراینکه من بر شما بار ننهادم. این بی‌انصافی را از من ببخشید! bible_en_fa Casting down imaginations, and every high thing that exalteth itself against the knowledge of God, and bringing into captivity every thought to the obedience of Christ; اینک مرتبه سوم مهیا هستم که نزد شمابیایم و بر شما بار نخواهم نهاد از آنرو که نه مال شما بلکه خود شما را طالبم، زیرا که نمی بایدفرزندان برای والدین ذخیره کنند، بلکه والدین برای فرزندان. bible_en_fa And having in a readiness to revenge all disobedience, when your obedience is fulfilled. اما من به‌کمال خوشی برای جانهای شما صرف می‌کنم و صرف کرده خواهم شد. و اگر شما را بیشتر محبت نمایم، آیا کمترمحبت بینم؟ bible_en_fa Do ye look on things after the outward appearance? If any man trust to himself that he is Christ's, let him of himself think this again, that, as he is Christ's, even so are we Christ's. اما باشد، من بر شما بار ننهادم بلکه چون حیله گر بودم، شما را به مکر به چنگ آوردم. bible_en_fa For though I should boast somewhat more of our authority, which the Lord hath given us for edification, and not for your destruction, I should not be ashamed: آیا به یکی از آنانی که نزد شمافرستادم، نفع از شما بردم؟ bible_en_fa That I may not seem as if I would terrify you by letters. به تیطس التماس نمودم و با وی برادر را فرستادم. آیا تیطس از شمانفع برد؟ مگر به یک روح و یک روش رفتارننمودیم؟ bible_en_fa For his letters, say they, are weighty and powerful; but his bodily presence is weak, and his speech contemptible. آیا بعد از این مدت، گمان می‌کنید که نزدشما حجت می‌آوریم؟ به حضور خدا در مسیح سخن می‌گوییم. لیکن همه‌چیز‌ای عزیزان برای بنای شما است. bible_en_fa Let such an one think this, that, such as we are in word by letters when we are absent, such will we be also in deed when we are present. زیرا می‌ترسم که چون آیم شما را نه‌چنانکه می‌خواهم بیابم و شما مرا بیابیدچنانکه نمی خواهید که مبادا نزاع و حسد وخشمها و تعصب و بهتان و نمامی و غرور وفتنه‌ها باشد.و چون بازآیم، خدای من مرا نزدشما فروتن سازد و ماتم کنم برای بسیاری از آنانی که پیشتر گناه کردند و از ناپاکی و زنا و فجوری که کرده بودند، توبه ننمودند. bible_en_fa For we dare not make ourselves of the number, or compare ourselves with some that commend themselves: but they measuring themselves by themselves, and comparing themselves among themselves, are not wise. و چون بازآیم، خدای من مرا نزدشما فروتن سازد و ماتم کنم برای بسیاری از آنانی که پیشتر گناه کردند و از ناپاکی و زنا و فجوری که کرده بودند، توبه ننمودند. bible_en_fa But we will not boast of things without our measure, but according to the measure of the rule which God hath distributed to us, a measure to reach even unto you. این مرتبه سوم نزد شما می‌آیم. به گواهی دو سه شاهد، هر سخن ثابت خواهد شد. bible_en_fa For we stretch not ourselves beyond our measure, as though we reached not unto you: for we are come as far as to you also in preaching the gospel of Christ: پیش گفتم و پیش می‌گویم که گویادفعه دوم حاضر بوده‌ام، هرچند الان غایب هستم، آنانی را که قبل از این گناه کردند و همه دیگران را که اگر بازآیم، مسامحه نخواهم نمود. bible_en_fa Not boasting of things without our measure, that is, of other men's labours; but having hope, when your faith is increased, that we shall be enlarged by you according to our rule abundantly, چونکه دلیل مسیح را که در من سخن می‌گویدمی جویید که او نزد شما ضعیف نیست بلکه درشما تواناست. bible_en_fa To preach the gospel in the regions beyond you, and not to boast in another man's line of things made ready to our hand. زیرا هرگاه از ضعف مصلوب گشت، لیکن از قوت خدا زیست می‌کند. چونکه ما نیز در وی ضعیف هستیم، لیکن با او از قوت خدا که به سوی شما است، زیست خواهیم کرد. bible_en_fa But he that glorieth, let him glory in the Lord. خود را امتحان کنید که در ایمان هستید یا نه. خود را باز‌یافت کنید. آیا خود را نمی شناسید که عیسی مسیح در شما است اگر مردود نیستید؟ bible_en_fa For not he that commendeth himself is approved, but whom the Lord commendeth. اما امیدوارم که خواهید دانست که ما مردودنیستیم. bible_en_fa Would to God ye could bear with me a little in my folly: and indeed bear with me. و از خدا مسالت می‌کنم که شما هیچ بدی نکنید، نه تا ظاهر شود که ما مقبول هستیم، بلکه تا شما نیکویی کرده باشید، هرچند ما گویامردود باشیم. bible_en_fa For I am jealous over you with godly jealousy: for I have espoused you to one husband, that I may present you as a chaste virgin to Christ. زیرا که هیچ نمی توانیم به خلاف راستی عمل نماییم بلکه برای راستی. bible_en_fa But I fear, lest by any means, as the serpent beguiled Eve through his subtilty, so your minds should be corrupted from the simplicity that is in Christ. وشادمانیم وقتی که ما ناتوانیم و شما توانایید. و نیزبرای این دعا می‌کنیم که شما کامل شوید. bible_en_fa For if he that cometh preacheth another Jesus, whom we have not preached, or if ye receive another spirit, which ye have not received, or another gospel, which ye have not accepted, ye might well bear with him. ازاینجهت این را در غیاب می‌نویسم تا هنگامی که حاضر شوم، سختی نکنم بحسب آن قدرتی که خداوند بجهت بنا نه برای خرابی به من داده است. bible_en_fa For I suppose I was not a whit behind the very chiefest apostles. خلاصه‌ای برادران شاد باشید؛ کامل شوید؛ تسلی پذیرید؛ یک رای و با سلامتی بوده باشید و خدای محبت و سلامتی با شما خواهدبود. bible_en_fa But though I be rude in speech, yet not in knowledge; but we have been throughly made manifest among you in all things. یکدیگر را به بوسه مقدسانه تحیت نمایید.جمیع مقدسان به شما سلام می‌رسانند. bible_en_fa Have I committed an offence in abasing myself that ye might be exalted, because I have preached to you the gospel of God freely? جمیع مقدسان به شما سلام می‌رسانند. bible_en_fa I robbed other churches, taking wages of them, to do you service. پولس، رسول نه از جانب انسان و نه بوسیله انسان بلکه به عیسی مسیح و خدای پدر که او را از مردگان برخیزانید، bible_en_fa And when I was present with you, and wanted, I was chargeable to no man: for that which was lacking to me the brethren which came from Macedonia supplied: and in all things I have kept myself from being burdensome unto you, and so will I keep myself. و همه برادرانی که بامن می‌باشند، به کلیساهای غلاطیه، bible_en_fa As the truth of Christ is in me, no man shall stop me of this boasting in the regions of Achaia. فیض و سلامتی از جانب خدای پدر وخداوند ما عیسی مسیح با شما باد؛ bible_en_fa Wherefore? because I love you not? God knoweth. که خود رابرای گناهان ما داد تا ما را از این عالم حاضر شریربحسب اراده خدا و پدر ما خلاصی بخشد، bible_en_fa But what I do, that I will do, that I may cut off occasion from them which desire occasion; that wherein they glory, they may be found even as we. که او را تا ابدالاباد جلال باد. آمین. bible_en_fa For such are false apostles, deceitful workers, transforming themselves into the apostles of Christ. تعجب می‌کنم که بدین زودی از آن کس که شما را به فیض مسیح خوانده است، برمی گردیدبه سوی انجیلی دیگر، bible_en_fa And no marvel; for Satan himself is transformed into an angel of light. که (انجیل ) دیگر نیست. لکن بعضی هستند که شما را مضطرب می‌سازندو می‌خواهند انجیل مسیح را تبدیل نمایند. bible_en_fa Therefore it is no great thing if his ministers also be transformed as the ministers of righteousness; whose end shall be according to their works. بلکه هرگاه ما هم یا فرشته‌ای از آسمان، انجیلی غیر از آنکه ما به آن بشارت دادیم به شما رساند، اناتیما باد. bible_en_fa I say again, Let no man think me a fool; if otherwise, yet as a fool receive me, that I may boast myself a little. چنانکه پیش گفتیم، الان هم بازمی گویم: اگر کسی انجیلی غیر از آنکه پذیرفتیدبیاورد، اناتیما باد. bible_en_fa That which I speak, I speak it not after the Lord, but as it were foolishly, in this confidence of boasting. آیا الحال مردم را در رای خود می‌آورم؟ یا خدا را یا رضامندی مردم را می طلبم؟ اگر تابحال رضامندی مردم رامی خواستم، غلام مسیح نمی بودم. bible_en_fa Seeing that many glory after the flesh, I will glory also. اما‌ای برادران شما را اعلام می‌کنم ازانجیلی که من بدان بشارت دادم که به طریق انسان نیست. bible_en_fa For ye suffer fools gladly, seeing ye yourselves are wise. زیرا که من آن را از انسان نیافتم ونیاموختم، مگر به کشف عیسی مسیح. bible_en_fa For ye suffer, if a man bring you into bondage, if a man devour you, if a man take of you, if a man exalt himself, if a man smite you on the face. زیراسرگذشت سابق مرا در دین یهود شنیده‌اید که برکلیسای خدا بینهایت جفا می‌نمودم و آن راویران می‌ساختم، bible_en_fa I speak as concerning reproach, as though we had been weak. Howbeit whereinsoever any is bold, (I speak foolishly,) I am bold also. و در دین یهود از اکثرهمسالان قوم خود سبقت می‌جستم و در تقالیداجداد خود بغایت غیور می‌بودم. bible_en_fa Are they Hebrews? so am I. Are they Israelites? so am I. Are they the seed of Abraham? so am I. اما چون خداکه مرا از شکم مادرم برگزید و به فیض خود مراخواند، رضا بدین داد bible_en_fa Are they ministers of Christ? (I speak as a fool) I am more; in labours more abundant, in stripes above measure, in prisons more frequent, in deaths oft. که پسر خود را در من آشکار سازد تا در میان امت‌ها بدو بشارت دهم، در آنوقت با جسم و خون مشورت نکردم، bible_en_fa Of the Jews five times received I forty stripes save one. و به اورشلیم هم نزد آنانی که قبل از من رسول بودندنرفتم، بلکه به عرب شدم و باز به دمشق مراجعت کردم. bible_en_fa Thrice was I beaten with rods, once was I stoned, thrice I suffered shipwreck, a night and a day I have been in the deep; پس بعد از سه سال، برای ملاقات پطرس به اورشلیم رفتم و پانزده روز با وی بسر بردم. bible_en_fa In journeyings often, in perils of waters, in perils of robbers, in perils by mine own countrymen, in perils by the heathen, in perils in the city, in perils in the wilderness, in perils in the sea, in perils among false brethren; اما از سایر رسولان جز یعقوب برادر خداوندرا ندیدم. bible_en_fa In weariness and painfulness, in watchings often, in hunger and thirst, in fastings often, in cold and nakedness. اما درباره آنچه به شما می‌نویسم، اینک در حضور خدا دروغ نمی گویم. bible_en_fa Beside those things that are without, that which cometh upon me daily, the care of all the churches. بعد از آن به نواحی سوریه و قیلیقیه آمدم. bible_en_fa Who is weak, and I am not weak? who is offended, and I burn not? و به کلیساهای یهودیه که در مسیح بودند صورت غیرمعروف بودم، bible_en_fa If I must needs glory, I will glory of the things which concern mine infirmities. جز اینکه شنیده بودند که «آنکه پیشتر بر ما جفا می‌نمود، الحال بشارت می‌دهد به همان ایمانی که قبل از این ویران می‌ساخت.»و خدا را در من تمجید نمودند. bible_en_fa The God and Father of our Lord Jesus Christ, which is blessed for evermore, knoweth that I lie not. و خدا را در من تمجید نمودند. bible_en_fa In Damascus the governor under Aretas the king kept the city of the Damascenes with a garrison, desirous to apprehend me: پس بعد از چهارده سال با برنابا باز به اورشلیم رفتم و تیطس را همراه خود بردم. bible_en_fa And through a window in a basket was I let down by the wall, and escaped his hands. ولی به الهام رفتم و انجیلی را که در میان امت هابدان موعظه می‌کنم، به ایشان عرضه داشتم، امادر خلوت به معتبرین، مبادا عبث بدوم یا دویده باشم. bible_en_fa It is not expedient for me doubtless to glory. I will come to visions and revelations of the Lord. لیکن تیطس نیز که همراه من و یونانی بود، مجبور نشد که مختون شود. bible_en_fa I knew a man in Christ above fourteen years ago, (whether in the body, I cannot tell; or whether out of the body, I cannot tell: God knoweth;) such an one caught up to the third heaven. و این به‌سبب برادران کذبه بود که ایشان را خفیه درآوردند وخفیه درآمدند تا آزادی ما را که در مسیح عیسی داریم، جاسوسی کنند و تا ما را به بندگی درآوردند. bible_en_fa And I knew such a man, (whether in the body, or out of the body, I cannot tell: God knoweth;) که ایشان را یک ساعت هم به اطاعت در این امر تابع نشدیم تا راستی انجیل در شماثابت ماند. bible_en_fa How that he was caught up into paradise, and heard unspeakable words, which it is not lawful for a man to utter. اما از آنانی که معتبراند که چیزی می‌باشند -هرچه بودند مرا تفاوتی نیست، خدا بر صورت انسان نگاه نمی کند - زیرا آنانی که معتبراند، به من هیچ نفع نرسانیدند. bible_en_fa Of such an one will I glory: yet of myself I will not glory, but in mine infirmities. بلکه به خلاف آن، چون دیدند که بشارت نامختونان به من سپرده شد، چنانکه بشارت مختونان به پطرس، bible_en_fa For though I would desire to glory, I shall not be a fool; for I will say the truth: but now I forbear, lest any man should think of me above that which he seeth me to be, or that he heareth of me. زیرا او که برای رسالت مختونان در پطرس عمل کرد، در من هم برای امت‌ها عمل کرد. bible_en_fa And lest I should be exalted above measure through the abundance of the revelations, there was given to me a thorn in the flesh, the messenger of Satan to buffet me, lest I should be exalted above measure. پس چون یعقوب وکیفا و یوحنا که معتبر به ارکان بودند، آن فیضی را که به من عطا شده بود دیدند، دست رفاقت به من وبرنابا دادند تا ما به سوی امت‌ها برویم، چنانکه ایشان به سوی مختونان؛ bible_en_fa For this thing I besought the Lord thrice, that it might depart from me. جز آنکه فقرا را یادبداریم و خود نیز غیور به کردن این کار بودم. bible_en_fa And he said unto me, My grace is sufficient for thee: for my strength is made perfect in weakness. Most gladly therefore will I rather glory in my infirmities, that the power of Christ may rest upon me. اما چون پطرس به انطاکیه آمد، او را روبرومخالفت نمودم زیرا که مستوجب ملامت بود، bible_en_fa Therefore I take pleasure in infirmities, in reproaches, in necessities, in persecutions, in distresses for Christ's sake: for when I am weak, then am I strong. چونکه قبل از آمدن بعضی از جانب یعقوب، باامت‌ها غذا می‌خورد؛ ولی چون آمدند، از آنانی که اهل ختنه بودند ترسیده، باز ایستاد و خویشتن را جدا ساخت. bible_en_fa I am become a fool in glorying; ye have compelled me: for I ought to have been commended of you: for in nothing am I behind the very chiefest apostles, though I be nothing. و سایر یهودیان هم با وی نفاق کردند، بحدی که برنابا نیز در نفاق ایشان گرفتارشد. bible_en_fa Truly the signs of an apostle were wrought among you in all patience, in signs, and wonders, and mighty deeds. ولی چون دیدم که به راستی انجیل به استقامت رفتار نمی کنند، پیش روی همه پطرس را گفتم: «اگر تو که یهود هستی، به طریق امت‌ها ونه به طریق یهود زیست می‌کنی، چون است که امت‌ها را مجبور می‌سازی که به طریق یهود رفتارکنند؟» bible_en_fa For what is it wherein ye were inferior to other churches, except it be that I myself was not burdensome to you? forgive me this wrong. ما که طبع یهود هستیم و نه گناهکاران از امت‌ها، bible_en_fa Behold, the third time I am ready to come to you; and I will not be burdensome to you: for I seek not yours, but you: for the children ought not to lay up for the parents, but the parents for the children. اما چونکه یافتیم که هیچ‌کس ازاعمال شریعت عادل شمرده نمی شود، بلکه به ایمان به عیسی مسیح، ما هم به مسیح عیسی ایمان آوردیم تا از ایمان به مسیح و نه از اعمال شریعت عادل شمرده شویم، زیرا که از اعمال شریعت هیچ بشری عادل شمرده نخواهد شد. bible_en_fa And I will very gladly spend and be spent for you; though the more abundantly I love you, the less I be loved. اما اگر چون عدالت در مسیح را می‌طلبم، خود هم گناهکار یافت شویم، آیا مسیح خادم گناه است؟ حاشا! bible_en_fa But be it so, I did not burden you: nevertheless, being crafty, I caught you with guile. زیرا اگر باز بنا کنم آنچه راکه خراب ساختم، هرآینه ثابت می‌کنم که خود متعدی هستم. bible_en_fa Did I make a gain of you by any of them whom I sent unto you? زانرو که من بواسطه شریعت نسبت به شریعت مردم تا نسبت به خدا زیست کنم. bible_en_fa I desired Titus, and with him I sent a brother. Did Titus make a gain of you? walked we not in the same spirit? walked we not in the same steps? با مسیح مصلوب شده‌ام ولی زندگی می‌کنم لیکن نه من بعد از این، بلکه مسیح در من زندگی می‌کند. و زندگانی که الحال در جسم می‌کنم، به ایمان بر پسر خدا می‌کنم که مرا محبت نمود و خود را برای من داد.فیض خدا را باطل نمی سازم، زیرا اگر عدالت به شریعت می‌بود، هرآینه مسیح عبث مرد. bible_en_fa Again, think ye that we excuse ourselves unto you? we speak before God in Christ: but we do all things, dearly beloved, for your edifying. فیض خدا را باطل نمی سازم، زیرا اگر عدالت به شریعت می‌بود، هرآینه مسیح عبث مرد. bible_en_fa For I fear, lest, when I come, I shall not find you such as I would, and that I shall be found unto you such as ye would not: lest there be debates, envyings, wraths, strifes, backbitings, whisperings, swellings, tumults: ای غلاطیان بی‌فهم، کیست که شما راافسون کرد تا راستی را اطاعت نکنید که پیش چشمان شما عیسی مسیح مصلوب شده مبین گردید؟ bible_en_fa And lest, when I come again, my God will humble me among you, and that I shall bewail many which have sinned already, and have not repented of the uncleanness and fornication and lasciviousness which they have committed. فقط این را می‌خواهم از شمابفهمم که روح را از اعمال شریعت یافته‌اید یا ازخبر ایمان؟ bible_en_fa This is the third time I am coming to you. In the mouth of two or three witnesses shall every word be established. آیا اینقدر بی‌فهم هستید که به روح شروع کرده، الان به جسم کامل می‌شوید؟ bible_en_fa I told you before, and foretell you, as if I were present, the second time; and being absent now I write to them which heretofore have sinned, and to all other, that, if I come again, I will not spare: آیااینقدر زحمات را عبث کشیدید اگر فی الحقیقه عبث باشد؟ bible_en_fa Since ye seek a proof of Christ speaking in me, which to you-ward is not weak, but is mighty in you. پس آنکه روح را به شما عطامی کند و قوات در میان شما به ظهور می‌آورد، آیااز اعمال شریعت یا از خبر ایمان می‌کند؟ bible_en_fa For though he was crucified through weakness, yet he liveth by the power of God. For we also are weak in him, but we shall live with him by the power of God toward you. چنانکه ابراهیم به خدا ایمان آورد و برای اوعدالت محسوب شد. bible_en_fa Examine yourselves, whether ye be in the faith; prove your own selves. Know ye not your own selves, how that Jesus Christ is in you, except ye be reprobates? پس آگاهید که اهل ایمان فرزندان ابراهیم هستند. bible_en_fa But I trust that ye shall know that we are not reprobates. و کتاب چون پیش دیدکه خدا امت‌ها را از ایمان عادل خواهد شمرد به ابراهیم بشارت داد که «جمیع امت‌ها از تو برکت خواهند یافت.» bible_en_fa Now I pray to God that ye do no evil; not that we should appear approved, but that ye should do that which is honest, though we be as reprobates. بنابراین اهل ایمان با ابراهیم ایمان دار برکت می‌یابند. bible_en_fa For we can do nothing against the truth, but for the truth. زیرا جمیع آنانی که از اعمال شریعت هستند، زیر لعنت می‌باشند زیرا مکتوب است: «ملعون است هر‌که ثابت نماند در تمام نوشته های کتاب شریعت تا آنها را به‌جا آرد.» bible_en_fa For we are glad, when we are weak, and ye are strong: and this also we wish, even your perfection. اما واضح است که هیچ‌کس در حضور خدا ازشریعت عادل شمرده نمی شود، زیرا که «عادل به ایمان زیست خواهد نمود.» bible_en_fa Therefore I write these things being absent, lest being present I should use sharpness, according to the power which the Lord hath given me to edification, and not to destruction. اما شریعت ازایمان نیست بلکه «آنکه به آنها عمل می‌کند، درآنها زیست خواهد نمود.» bible_en_fa Finally, brethren, farewell. Be perfect, be of good comfort, be of one mind, live in peace; and the God of love and peace shall be with you. مسیح، ما را ازلعنت شریعت فدا کرد چونکه در راه ما لعنت شد، چنانکه مکتوب است «ملعون است هرکه بر دارآویخته شود.» bible_en_fa Greet one another with an holy kiss. تا برکت ابراهیم در مسیح عیسی بر امت‌ها آید و تا وعده روح را به وسیله ایمان حاصل کنیم. bible_en_fa All the saints salute you. ‌ای برادران، به طریق انسان سخن می‌گویم، زیرا عهدی را که از انسان نیز استوار می‌شود، هیچ‌کس باطل نمی سازد و نمی افزاید. bible_en_fa The grace of the Lord Jesus Christ, and the love of God, and the communion of the Holy Ghost, be with you all. Amen. اماوعده‌ها به ابراهیم و به نسل او گفته شد ونمی گوید «به نسلها» که گویا درباره بسیاری باشد، بلکه درباره یکی و «به نسل تو» که مسیح است. bible_en_fa Paul, an apostle, (not of men, neither by man, but by Jesus Christ, and God the Father, who raised him from the dead;) و مقصود این است عهدی را که از خدا به مسیح بسته شده بود، شریعتی که چهارصد و سی سال بعد از آن نازل شد، باطل نمی سازد بطوری که وعده نیست شود. bible_en_fa And all the brethren which are with me, unto the churches of Galatia: زیرا اگر میراث از شریعت بودی، دیگر از وعده نبودی. لیکن خدا آن را به ابراهیم از وعده داد. bible_en_fa Grace be to you and peace from God the Father, and from our Lord Jesus Christ, پس شریعت چیست؟ برای تقصیرها بر آن افزوده شد تا هنگام آمدن آن نسلی که وعده بدوداده شد و بوسیله فرشتگان به‌دست متوسطی مرتب گردید. bible_en_fa Who gave himself for our sins, that he might deliver us from this present evil world, according to the will of God and our Father: اما متوسط از یک نیست، اماخدا یک است. bible_en_fa To whom be glory for ever and ever. Amen. پس آیا شریعت به خلاف وعده های خداست؟ حاشا! زیرا اگر شریعتی داده می‌شد که تواند حیات‌بخشد، هرآینه عدالت از شریعت حاصل می‌شد. bible_en_fa I marvel that ye are so soon removed from him that called you into the grace of Christ unto another gospel: بلکه کتاب همه‌چیز را زیر گناه بست تا وعده‌ای که از ایمان به عیسی مسیح است، ایمانداران را عطا شود. bible_en_fa Which is not another; but there be some that trouble you, and would pervert the gospel of Christ. اما قبل از آمدن ایمان، زیر شریعت نگاه داشته بودیم و برای آن ایمانی که می‌بایست مکشوف شود، بسته شده بودیم. bible_en_fa But though we, or an angel from heaven, preach any other gospel unto you than that which we have preached unto you, let him be accursed. پس شریعت لالای ماشد تا به مسیح برساند تا از ایمان عادل شمرده شویم. bible_en_fa As we said before, so say I now again, If any man preach any other gospel unto you than that ye have received, let him be accursed. لیکن چون ایمان آمد، دیگر زیر دست لالا نیستیم. bible_en_fa For do I now persuade men, or God? or do I seek to please men? for if I yet pleased men, I should not be the servant of Christ. زیرا همگی شما بوسیله ایمان در مسیح عیسی، پسران خدا می‌باشید. bible_en_fa But I certify you, brethren, that the gospel which was preached of me is not after man. زیرا همه شما که در مسیح تعمید یافتید، مسیح را در بر‌گرفتید. bible_en_fa For I neither received it of man, neither was I taught it, but by the revelation of Jesus Christ. هیچ ممکن نیست که یهود باشد یا یونانی و نه غلام و نه آزاد و نه مرد و نه زن، زیرا که همه شمادر مسیح عیسی یک می‌باشید.اما اگر شما ازآن مسیح می‌باشید، هرآینه نسل ابراهیم وبرحسب وعده، وارث هستید. bible_en_fa For ye have heard of my conversation in time past in the Jews' religion, how that beyond measure I persecuted the church of God, and wasted it: اما اگر شما ازآن مسیح می‌باشید، هرآینه نسل ابراهیم وبرحسب وعده، وارث هستید. bible_en_fa And profited in the Jews' religion above many my equals in mine own nation, being more exceedingly zealous of the traditions of my fathers. است، از غلام هیچ فرق ندارد، هرچندمالک همه باشد. bible_en_fa But when it pleased God, who separated me from my mother's womb, and called me by his grace, بلکه زیردست ناظران و وکلامی باشد تا روزی که پدرش تعیین کرده باشد. bible_en_fa To reveal his Son in me, that I might preach him among the heathen; immediately I conferred not with flesh and blood: همچنین ما نیز چون صغیر می‌بودیم، زیر اصول دنیوی غلام می‌بودیم. bible_en_fa Neither went I up to Jerusalem to them which were apostles before me; but I went into Arabia, and returned again unto Damascus. لیکن چون زمان به‌کمال رسید، خدا پسر خود را فرستاد که از زن زاییده شد و زیر شریعت متولد، bible_en_fa Then after three years I went up to Jerusalem to see Peter, and abode with him fifteen days. تا آنانی را که زیرشریعت باشند فدیه کند تا آنکه پسرخواندگی رابیابیم. bible_en_fa But other of the apostles saw I none, save James the Lord's brother. اما چونکه پسر هستید، خدا روح پسرخود را در دلهای شما فرستاد که ندا می‌کند «یاابا» یعنی «ای پدر.» bible_en_fa Now the things which I write unto you, behold, before God, I lie not. لهذا دیگر غلام نیستی بلکه پسر، و چون پسر هستی، وارث خدا نیز بوسیله مسیح. bible_en_fa Afterwards I came into the regions of Syria and Cilicia; لیکن در آن زمان چون خدا را نمی شناختید، آنانی را که طبیعت خدایان نبودند، بندگی می‌کردید. bible_en_fa And was unknown by face unto the churches of Judaea which were in Christ: اما الحال که خدا را می‌شناسید بلکه خدا شما را می‌شناسد، چگونه باز می‌گردید به سوی آن اصول ضعیف و فقیر که دیگرمی خواهید از سر نو آنها را بندگی کنید؟ bible_en_fa But they had heard only, That he which persecuted us in times past now preacheth the faith which once he destroyed. روزهاو ماهها و فصل‌ها و سالها را نگاه می‌دارید. bible_en_fa And they glorified God in me. درباره شما ترس دارم که مبادا برای شما عبث زحمت کشیده باشم. bible_en_fa Then fourteen years after I went up again to Jerusalem with Barnabas, and took Titus with me also. ‌ای برادران، از شما استدعا دارم که مثل من بشوید، چنانکه من هم مثل شما شده‌ام. به من هیچ ظلم نکردید. bible_en_fa And I went up by revelation, and communicated unto them that gospel which I preach among the Gentiles, but privately to them which were of reputation, lest by any means I should run, or had run, in vain. اما آگاهید که به‌سبب ضعف بدنی، اول به شما بشارت دادم. bible_en_fa But neither Titus, who was with me, being a Greek, was compelled to be circumcised: و آن امتحان مرا که در جسم من بود، خوار نشمردید و مکروه نداشتید، بلکه مرا چون فرشته خدا و مثل مسیح عیسی پذیرفتید. bible_en_fa And that because of false brethren unawares brought in, who came in privily to spy out our liberty which we have in Christ Jesus, that they might bring us into bondage: پس کجا است آن مبارک بادی شما؟ زیرا به شما شاهدم که اگرممکن بودی، چشمان خود را بیرون آورده، به من می‌دادید. bible_en_fa To whom we gave place by subjection, no, not for an hour; that the truth of the gospel might continue with you. پس چون به شما راست می‌گویم، آیا دشمن شما شده‌ام؟ bible_en_fa But of these who seemed to be somewhat, (whatsoever they were, it maketh no matter to me: God accepteth no man's person:) for they who seemed to be somewhat in conference added nothing to me: شما را به غیرت می‌طلبند، لیکن نه به خیر، بلکه می‌خواهند در را بر روی شما ببندند تا شما ایشان را بغیرت بطلبید. bible_en_fa But contrariwise, when they saw that the gospel of the uncircumcision was committed unto me, as the gospel of the circumcision was unto Peter; لیکن غیرت در امر نیکو در هر زمان نیکو است، نه‌تنها چون من نزد شما حاضر باشم. bible_en_fa (For he that wrought effectually in Peter to the apostleship of the circumcision, the same was mighty in me toward the Gentiles:) ‌ای فرزندان من که برای شما باز درد زه دارم تاصورت مسیح در شما بسته شود. bible_en_fa And when James, Cephas, and John, who seemed to be pillars, perceived the grace that was given unto me, they gave to me and Barnabas the right hands of fellowship; that we should go unto the heathen, and they unto the circumcision. باری خواهش می‌کردم که الان نزد شما حاضر می‌بودم تا سخن خود را تبدیل کنم، زیرا که درباره شمامتحیر شده‌ام. bible_en_fa Only they would that we should remember the poor; the same which I also was forward to do. شما که می‌خواهید زیر شریعت باشید، مرابگویید آیا شریعت را نمی شنوید؟ bible_en_fa But when Peter was come to Antioch, I withstood him to the face, because he was to be blamed. زیرامکتوب است ابراهیم را دو پسر بود، یکی از کنیزو دیگری از آزاد. bible_en_fa For before that certain came from James, he did eat with the Gentiles: but when they were come, he withdrew and separated himself, fearing them which were of the circumcision. لیکن پسر کنیز، بحسب جسم تولد یافت و پسر آزاد، برحسب وعده. bible_en_fa And the other Jews dissembled likewise with him; insomuch that Barnabas also was carried away with their dissimulation. واین امور بطور مثل گفته شد زیرا که این دو زن، دوعهد می‌باشند، یکی از کوه سینا برای بندگی می‌زاید و آن هاجر است. bible_en_fa But when I saw that they walked not uprightly according to the truth of the gospel, I said unto Peter before them all, If thou, being a Jew, livest after the manner of Gentiles, and not as do the Jews, why compellest thou the Gentiles to live as do the Jews? زیرا که هاجر کوه سینا است در عرب، و مطابق است با اورشلیمی که موجود است، زیرا که با فرزندانش در بندگی می‌باشد. bible_en_fa We who are Jews by nature, and not sinners of the Gentiles, لیکن اورشلیم بالا آزاد است که مادرجمیع ما می‌باشد. bible_en_fa Knowing that a man is not justified by the works of the law, but by the faith of Jesus Christ, even we have believed in Jesus Christ, that we might be justified by the faith of Christ, and not by the works of the law: for by the works of the law shall no flesh be justified. زیرا مکتوب است: «ای نازاد که نزاییده‌ای، شاد باش! صدا کن و فریادبرآور‌ای تو که درد زه ندیده‌ای، زیرا که فرزندان زن بی‌کس از اولاد شوهردار بیشتراند.» bible_en_fa But if, while we seek to be justified by Christ, we ourselves also are found sinners, is therefore Christ the minister of sin? God forbid. لیکن ما‌ای برادران، چون اسحاق فرزندان وعده می‌باشیم. bible_en_fa For if I build again the things which I destroyed, I make myself a transgressor. بلکه چنانکه آنوقت آنکه برحسب جسم تولد یافت، بر وی که برحسب روح بود جفامی کرد، همچنین الان نیز هست. bible_en_fa For I through the law am dead to the law, that I might live unto God. لیکن کتاب چه می‌گوید؟ «کنیز و پسر او را بیرون کن زیرا پسرکنیز با پسر آزاد میراث نخواهد یافت.»خلاصه‌ای برادران، فرزندان کنیز نیستیم بلکه از زن آزادیم. bible_en_fa I am crucified with Christ: nevertheless I live; yet not I, but Christ liveth in me: and the life which I now live in the flesh I live by the faith of the Son of God, who loved me, and gave himself for me. خلاصه‌ای برادران، فرزندان کنیز نیستیم بلکه از زن آزادیم. bible_en_fa I do not frustrate the grace of God: for if righteousness come by the law, then Christ is dead in vain. پس به آن آزادی که مسیح ما را به آن آزادکرد استوار باشید و باز در یوغ بندگی گرفتار مشوید. bible_en_fa O foolish Galatians, who hath bewitched you, that ye should not obey the truth, before whose eyes Jesus Christ hath been evidently set forth, crucified among you? اینک من پولس به شما می‌گویم که اگر مختون شوید، مسیح برای شما هیچ نفع ندارد. bible_en_fa This only would I learn of you, Received ye the Spirit by the works of the law, or by the hearing of faith? بلی باز به هرکس که مختون شود شهادت می‌دهم که مدیون است که تمامی شریعت را به‌جا آورد. bible_en_fa Are ye so foolish? having begun in the Spirit, are ye now made perfect by the flesh? همه شما که از شریعت عادل می‌شوید، از مسیح باطل و از فیض ساقطگشته‌اید. bible_en_fa Have ye suffered so many things in vain? if it be yet in vain. زیرا که ما بواسطه روح از ایمان مترقب امید عدالت هستیم. bible_en_fa He therefore that ministereth to you the Spirit, and worketh miracles among you, doeth he it by the works of the law, or by the hearing of faith? و در مسیح عیسی نه ختنه فایده دارد و نه نامختونی بلکه ایمانی که به محبت عمل می‌کند. bible_en_fa Even as Abraham believed God, and it was accounted to him for righteousness. خوب می‌دویدید. پس کیست که شما را ازاطاعت راستی منحرف ساخته است؟ bible_en_fa Know ye therefore that they which are of faith, the same are the children of Abraham. این ترغیب از او که شما را خوانده است نیست. bible_en_fa And the scripture, foreseeing that God would justify the heathen through faith, preached before the gospel unto Abraham, saying, In thee shall all nations be blessed. خمیرمایه اندک تمام خمیر را مخمر می‌سازد. bible_en_fa So then they which be of faith are blessed with faithful Abraham. من در خداوند بر شما اعتماد دارم که هیچ رای دیگر نخواهید داشت، لیکن آنکه شما رامضطرب سازد هرکه باشد قصاص خود راخواهد یافت. bible_en_fa For as many as are of the works of the law are under the curse: for it is written, Cursed is every one that continueth not in all things which are written in the book of the law to do them. اما‌ای برادران اگر من تا به حال به ختنه موعظه می‌کردم، چرا جفا می‌دیدم؟ زیراکه در این صورت لغزش صلیب برداشته می‌شد. bible_en_fa But that no man is justified by the law in the sight of God, it is evident: for, The just shall live by faith. کاش آنانی که شما را مضطرب می‌سازند خویشتن را منقطع می‌ساختند. bible_en_fa And the law is not of faith: but, The man that doeth them shall live in them. زیرا که شما‌ای برادران به آزادی خوانده شده‌اید؛ اما زنهار آزادی خود را فرصت جسم مگردانید، بلکه به محبت، یکدیگر را خدمت کنید. bible_en_fa Christ hath redeemed us from the curse of the law, being made a curse for us: for it is written, Cursed is every one that hangeth on a tree: زیرا که تمامی شریعت در یک کلمه کامل می‌شود یعنی در اینکه همسایه خود راچون خویشتن محبت نما. bible_en_fa That the blessing of Abraham might come on the Gentiles through Jesus Christ; that we might receive the promise of the Spirit through faith. اما اگر همدیگر رابگزید و بخورید، باحذر باشید که مبادا ازیکدیگر هلاک شوید. bible_en_fa Brethren, I speak after the manner of men; Though it be but a man's covenant, yet if it be confirmed, no man disannulleth, or addeth thereto. اما می‌گویم به روح رفتار کنید پس شهوات جسم را به‌جا نخواهید آورد. bible_en_fa Now to Abraham and his seed were the promises made. He saith not, And to seeds, as of many; but as of one, And to thy seed, which is Christ. زیرا خواهش جسم به خلاف روح است و خواهش روح به خلاف جسم و این دو با یکدیگر منازعه می‌کنندبطوری که آنچه می‌خواهید نمی کنید. bible_en_fa And this I say, that the covenant, that was confirmed before of God in Christ, the law, which was four hundred and thirty years after, cannot disannul, that it should make the promise of none effect. اما اگراز روح هدایت شدید، زیر شریعت نیستید. bible_en_fa For if the inheritance be of the law, it is no more of promise: but God gave it to Abraham by promise. و اعمال جسم آشکار است، یعنی زنا وفسق و ناپاکی و فجور، bible_en_fa Wherefore then serveth the law? It was added because of transgressions, till the seed should come to whom the promise was made; and it was ordained by angels in the hand of a mediator. و بت‌پرستی وجادوگری و دشمنی و نزاع و کینه و خشم وتعصب و شقاق و بدعتها، bible_en_fa Now a mediator is not a mediator of one, but God is one. و حسد و قتل ومستی و لهو و لعب و امثال اینها که شما را خبرمی دهم چنانکه قبل از این دادم، که کنندگان چنین کارها وارث ملکوت خدا نمی شوند. bible_en_fa Is the law then against the promises of God? God forbid: for if there had been a law given which could have given life, verily righteousness should have been by the law. لیکن ثمره روح، محبت و خوشی وسلامتی و حلم و مهربانی و نیکویی و ایمان وتواضع و پرهیزکاری است، bible_en_fa But the scripture hath concluded all under sin, that the promise by faith of Jesus Christ might be given to them that believe. که هیچ شریعت مانع چنین کارها نیست. bible_en_fa But before faith came, we were kept under the law, shut up unto the faith which should afterwards be revealed. و آنانی که از آن مسیح می‌باشند، جسم را با هوسها و شهواتش مصلوب ساخته‌اند. bible_en_fa Wherefore the law was our schoolmaster to bring us unto Christ, that we might be justified by faith. اگر به روح زیست کنیم، به روح هم رفتار بکنیم.لاف‌زن مشویم تا یکدیگر را به خشم آوریم و بر یکدیگر حسد بریم. bible_en_fa But after that faith is come, we are no longer under a schoolmaster. لاف‌زن مشویم تا یکدیگر را به خشم آوریم و بر یکدیگر حسد بریم. bible_en_fa For ye are all the children of God by faith in Christ Jesus. اما‌ای برادران، اگر کسی به خطایی گرفتارشود، شما که روحانی هستید چنین شخص را به روح تواضع اصلاح کنید. و خود راملاحظه کن که مبادا تو نیز در تجربه افتی. bible_en_fa For as many of you as have been baptized into Christ have put on Christ. بارهای سنگین یکدیگر را متحمل شوید و بدین نوع شریعت مسیح را به‌جا آرید. bible_en_fa There is neither Jew nor Greek, there is neither bond nor free, there is neither male nor female: for ye are all one in Christ Jesus. زیرا اگر کسی خود را شخص گمان برد و حال آنکه چیزی نباشد، خود را می‌فریبد. bible_en_fa And if ye be Christ's, then are ye Abraham's seed, and heirs according to the promise. اما هرکس عمل خودرا امتحان بکند، آنگاه فخر در خود به تنهایی خواهد داشت نه در دیگری، bible_en_fa Now I say, That the heir, as long as he is a child, differeth nothing from a servant, though he be lord of all; زیرا هرکس حامل بار خود خواهد شد. bible_en_fa But is under tutors and governors until the time appointed of the father. اما هرکه در کلام تعلیم یافته باشد، معلم خود را در همه‌چیزهای خوب مشارک بسازد. bible_en_fa Even so we, when we were children, were in bondage under the elements of the world: خود را فریب مدهید، خدا رااستهزاء نمی توان کرد. زیرا که آنچه آدمی بکارد، همان را درو خواهد کرد. bible_en_fa But when the fulness of the time was come, God sent forth his Son, made of a woman, made under the law, زیرا هر‌که برای جسم خود کارد، از جسم فساد را درو کند و هرکه برای روح کارد از روح حیات جاودانی خواهد دروید. bible_en_fa To redeem them that were under the law, that we might receive the adoption of sons. لیکن از نیکوکاری خسته نشویم زیرا که درموسم آن درو خواهیم کرد اگر ملول نشویم. bible_en_fa And because ye are sons, God hath sent forth the Spirit of his Son into your hearts, crying, Abba, Father. خلاصه بقدری که فرصت داریم با جمیع مردم احسان بنماییم، علی الخصوص با اهل بیت ایمان. bible_en_fa Wherefore thou art no more a servant, but a son; and if a son, then an heir of God through Christ. ملاحظه کنید چه حروف جلی بدست خود به شما نوشتم. bible_en_fa Howbeit then, when ye knew not God, ye did service unto them which by nature are no gods. آنانی که می‌خواهند صورتی نیکو در جسم نمایان سازند، ایشان شمارا مجبور می‌سازند که مختون شوید، محض اینکه برای صلیب مسیح جفا نبینند. bible_en_fa But now, after that ye have known God, or rather are known of God, how turn ye again to the weak and beggarly elements, whereunto ye desire again to be in bondage? زیراایشان نیز که مختون می‌شوند، خود شریعت رانگاه نمی دارند بلکه می‌خواهند شما مختون شوید تا در جسم شما فخر کنند. bible_en_fa Ye observe days, and months, and times, and years. لیکن حاشا ازمن که فخر کنم جز از صلیب خداوند ما عیسی مسیح که بوسیله او دنیا برای من مصلوب شد و من برای دنیا. bible_en_fa I am afraid of you, lest I have bestowed upon you labour in vain. زیرا که در مسیح عیسی نه ختنه چیزی است و نه نامختونی بلکه خلقت تازه. bible_en_fa Brethren, I beseech you, be as I am; for I am as ye are: ye have not injured me at all. وآنانی که بدین قانون رفتار می‌کنند، سلامتی ورحمت بر ایشان باد و بر اسرائیل خدا.بعد ازاین هیچ‌کس مرا زحمت نرساند زیرا که من در بدن خود داغهای خداوند عیسی را دارم. bible_en_fa Ye know how through infirmity of the flesh I preached the gospel unto you at the first. بعد ازاین هیچ‌کس مرا زحمت نرساند زیرا که من در بدن خود داغهای خداوند عیسی را دارم. bible_en_fa And my temptation which was in my flesh ye despised not, nor rejected; but received me as an angel of God, even as Christ Jesus. پولس به اراده خدا رسول عیسی مسیح، به مقدسینی که در افسس می‌باشند وایمانداران در مسیح عیسی. bible_en_fa Where is then the blessedness ye spake of? for I bear you record, that, if it had been possible, ye would have plucked out your own eyes, and have given them to me. فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا وعیسی مسیح خداوند بر شما باد. bible_en_fa Am I therefore become your enemy, because I tell you the truth? متبارک باد خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح که ما را مبارک ساخت به هر برکت روحانی در جایهای آسمانی در مسیح. bible_en_fa They zealously affect you, but not well; yea, they would exclude you, that ye might affect them. چنانکه ما راپیش از بنیاد عالم در او برگزید تا در حضور او درمحبت مقدس و بی‌عیب باشیم. bible_en_fa But it is good to be zealously affected always in a good thing, and not only when I am present with you. که ما را از قبل تعیین نمود تا او را پسر خوانده شویم بوساطت عیسی مسیح برحسب خشنودی اراده خود، bible_en_fa My little children, of whom I travail in birth again until Christ be formed in you, برای ستایش جلال فیض خود که ما را به آن مستفیض گردانید در آن حبیب. bible_en_fa I desire to be present with you now, and to change my voice; for I stand in doubt of you. که در وی به‌سبب خون او فدیه یعنی آمرزش گناهان را به اندازه دولت فیض او یافته‌ایم. bible_en_fa Tell me, ye that desire to be under the law, do ye not hear the law? که آن را به ما به فراوانی عطا فرمود در حکمت و فطانت. bible_en_fa For it is written, that Abraham had two sons, the one by a bondmaid, the other by a freewoman. چونکه سر اراده خود را به ما شناسانید، برحسب خشنودی خود که در خود عزم نموده بود، bible_en_fa But he who was of the bondwoman was born after the flesh; but he of the freewoman was by promise. برای انتظام کمال زمانها تا همه‌چیز را خواه آنچه در آسمان و خواه آنچه بر زمین است، درمسیح جمع کند، یعنی در او. bible_en_fa Which things are an allegory: for these are the two covenants; the one from the mount Sinai, which gendereth to bondage, which is Agar. که ما نیز در وی میراث او شده‌ایم، چنانکه پیش معین گشتیم برحسب قصد او. که همه‌چیزها را موافق رای اراده خود می‌کند. bible_en_fa For this Agar is mount Sinai in Arabia, and answereth to Jerusalem which now is, and is in bondage with her children. تا از ما که اول امیدوار به مسیح می‌بودیم، جلال او ستوده شود. bible_en_fa But Jerusalem which is above is free, which is the mother of us all. و دروی شما نیز چون کلام راستی، یعنی بشارت نجات خود را شنیدید، در وی چون ایمان آوردید، از روح قدوس وعده مختوم شدید. bible_en_fa For it is written, Rejoice, thou barren that bearest not; break forth and cry, thou that travailest not: for the desolate hath many more children than she which hath an husband. که بیعانه میراث ما است برای فدای آن ملک خاص او تا جلال او ستوده شود. bible_en_fa Now we, brethren, as Isaac was, are the children of promise. بنابراین، من نیز چون خبر ایمان شما را درعیسی خداوند ومحبت شما را با همه مقدسین شنیدم، bible_en_fa But as then he that was born after the flesh persecuted him that was born after the Spirit, even so it is now. باز نمی ایستم از شکر نمودن برای شما و از یاد آوردن شما در دعاهای خود، bible_en_fa Nevertheless what saith the scripture? Cast out the bondwoman and her son: for the son of the bondwoman shall not be heir with the son of the freewoman. تاخدای خداوند ما عیسی مسیح که پدر ذوالجلال است، روح حکمت و کشف را در معرفت خود به شما عطا فرماید. bible_en_fa So then, brethren, we are not children of the bondwoman, but of the free. تا چشمان دل شما روشن گشته، بدانید که امید دعوت او چیست و کدام است دولت جلال میراث او در مقدسین، bible_en_fa Stand fast therefore in the liberty wherewith Christ hath made us free, and be not entangled again with the yoke of bondage. و چه مقدار است عظمت بینهایت قوت او نسبت به مامومنین برحسب عمل توانایی قوت او bible_en_fa Behold, I Paul say unto you, that if ye be circumcised, Christ shall profit you nothing. که درمسیح عمل کرد چون او را از مردگان برخیزانید وبه‌دست راست خود در جایهای آسمانی نشانید، bible_en_fa For I testify again to every man that is circumcised, that he is a debtor to do the whole law. بالاتر از هر ریاست و قدرت و قوت و سلطنت و هر نامی که خوانده می‌شود، نه در این عالم فقطبلکه در عالم آینده نیز. bible_en_fa Christ is become of no effect unto you, whosoever of you are justified by the law; ye are fallen from grace. و همه‌چیز را زیر پایهای او نهاد و او را سرهمه‌چیز به کلیسا داد،که بدن اوست یعنی پری او که همه را در همه پر می‌سازد. bible_en_fa For we through the Spirit wait for the hope of righteousness by faith. که بدن اوست یعنی پری او که همه را در همه پر می‌سازد. bible_en_fa For in Jesus Christ neither circumcision availeth anything, nor uncircumcision; but faith which worketh by love. و شما را که در خطایا و گناهان مرده بودید، زنده گردانید، bible_en_fa Ye did run well; who did hinder you that ye should not obey the truth? که در آنها قبل، رفتارمی کردید برحسب دوره این جهان بر وفق رئیس قدرت هوا یعنی آن روحی که الحال در فرزندان معصیت عمل می‌کند. bible_en_fa This persuasion cometh not of him that calleth you. که در میان ایشان، همه مانیز در شهوات جسمانی خود قبل از این زندگی می‌کردیدم و هوسهای جسمانی و افکار خود رابه عمل می‌آوردیم و طبعا فرزندان غضب بودیم، چنانکه دیگران. bible_en_fa A little leaven leaveneth the whole lump. لیکن خدا که در رحمانیت، دولتمند است، از حیثیت محبت عظیم خود که باما نمود، bible_en_fa I have confidence in you through the Lord, that ye will be none otherwise minded: but he that troubleth you shall bear his judgment, whosoever he be. ما را نیز که در خطایا مرده بودیم بامسیح زنده گردانید، زیرا که محض فیض نجات یافته‌اید. bible_en_fa And I, brethren, if I yet preach circumcision, why do I yet suffer persecution? then is the offence of the cross ceased. و با او برخیزانید و در جایهای آسمانی در مسیح عیسی نشانید. bible_en_fa I would they were even cut off which trouble you. تا در عالمهای آینده دولت بینهایت فیض خود را به لطفی که بر ما درمسیح عیسی دارد ظاهر سازد. bible_en_fa For, brethren, ye have been called unto liberty; only use not liberty for an occasion to the flesh, but by love serve one another. زیرا که محض فیض نجات یافته‌اید، بوسیله ایمان و این از شمانیست بلکه بخشش خداست، bible_en_fa For all the law is fulfilled in one word, even in this; Thou shalt love thy neighbour as thyself. و نه از اعمال تا هیچ ‌کس فخر نکند. bible_en_fa But if ye bite and devour one another, take heed that ye be not consumed one of another. زیرا که صنعت او هستیم، آفریده شده در مسیح عیسی برای کارهای نیکوکه خدا قبل مهیا نمود تا در آنها سلوک نماییم. bible_en_fa This I say then, Walk in the Spirit, and ye shall not fulful the lust of the flesh. لهذا به یاد آورید که شما در زمان سلف (ای امت های در جسم که آنانی که به اهل ختنه نامیده می‌شوند، اما ختنه ایشان در جسم وساخته شده به‌دست است، شما را نامختون می‌خوانند)، bible_en_fa For the flesh lusteth against the Spirit, and the Spirit against the flesh: and these are contrary the one to the other: so that ye cannot do the things that ye would. که شما در آن زمان از مسیح جدا و از وطنیت خاندان اسرائیل، اجنبی و از عهدهای وعده بیگانه و بی‌امید و بی‌خدا در دنیا بودید. bible_en_fa But if ye be led of the Spirit, ye are not under the law. لیکن الحال در مسیح عیسی شما که درآن وقت دور بودید، به خون مسیح نزدیک شده‌اید. bible_en_fa Now the works of the flesh are manifest, which are these; Adultery, fornication, uncleanness, lasciviousness, زیرا که او سلامتی ما است که هر دو را یک گردانید و دیوار جدایی را که در میان بود منهدم ساخت، bible_en_fa Idolatry, witchcraft, hatred, variance, emulations, wrath, strife, seditions, heresies, و عداوت یعنی شریعت احکام را که در فرایض بود، به جسم خود نابود ساخت تا که مصالحه کرده، از هر دو یک انسان جدید در خود بیافریند. bible_en_fa Envyings, murders, drunkenness, revellings, and such like: of the which I tell you before, as I have also told you in time past, that they which do such things shall not inherit the kingdom of God. و تا هر دو را در یک جسد با خدا مصالحه دهد، بوساطت صلیب خود که بر آن عداوت را کشت، bible_en_fa But the fruit of the Spirit is love, joy, peace, longsuffering, gentleness, goodness, faith, و آمده بشارت مصالحه را رسانید به شما که دور بودید ومصالحه را به آنانی که نزدیک بودند. bible_en_fa Meekness, temperance: against such there is no law. زیرا که بوسیله او هر دو نزد پدر در یک روح دخول داریم. bible_en_fa And they that are Christ's have crucified the flesh with the affections and lusts. پس از این به بعد غریب و اجنبی نیستیدبلکه هموطن مقدسین هستید و از اهل خانه خدا. bible_en_fa If we live in the Spirit, let us also walk in the Spirit. و بر بنیاد رسولان و انبیا بنا شده‌اید که خودعیسی مسیح سنگ زاویه است. bible_en_fa Let us not be desirous of vain glory, provoking one another, envying one another. که در وی تمامی عمارت با هم مرتب شده، به هیکل مقدس در خداوند نمو می‌کند.و در وی شما نیز با هم بنا کرده می‌شوید تا در روح مسکن خدا شوید. bible_en_fa Brethren, if a man be overtaken in a fault, ye which are spiritual, restore such an one in the spirit of meekness; considering thyself, lest thou also be tempted. و در وی شما نیز با هم بنا کرده می‌شوید تا در روح مسکن خدا شوید. bible_en_fa Bear ye one another's burdens, and so fulfil the law of Christ. از این سبب من که پولس هستم و اسیر مسیح عیسی برای شما‌ای امت ها- bible_en_fa For if a man think himself to be something, when he is nothing, he deceiveth himself. اگر شنیده باشید تدبیر فیض خدا را که بجهت شما به من عطا شده است، bible_en_fa But let every man prove his own work, and then shall he have rejoicing in himself alone, and not in another. که این سر ازراه کشف بر من اعلام شد، چنانکه مختصر پیش نوشتم، bible_en_fa For every man shall bear his own burden. و از مطالعه آن می‌توانید ادراک مرا درسر میسح بفهمید. bible_en_fa Let him that is taught in the word communicate unto him that teacheth in all good things. که آن در قرنهای گذشته به بنی آدم آشکار نشده بود، بطوری که الحال بررسولان مقدس و انبیای او به روح مکشوف گشته است، bible_en_fa Be not deceived; God is not mocked: for whatsoever a man soweth, that shall he also reap. که امت‌ها در میراث و در بدن و در بهره وعده او در مسیح بوساطت انجیل شریک هستند. bible_en_fa For he that soweth to his flesh shall of the flesh reap corruption; but he that soweth to the Spirit shall of the Spirit reap life everlasting. که خادم آن شدم بحسب عطای فیض خدا که برحسب عمل قوت او به من داده شده است. bible_en_fa And let us not be weary in well doing: for in due season we shall reap, if we faint not. یعنی به من که کمتر از کمترین همه مقدسینم، این فیض عطا شد که در میان امت‌ها به دولت بی‌قیاس مسیح بشارت دهم، bible_en_fa As we have therefore opportunity, let us do good unto all men, especially unto them who are of the household of faith. و همه را روشن سازم که چیست انتظام آن سری که از بنای عالمهامستور بود، در خدایی که همه‌چیز را بوسیله عیسی مسیح آفرید. bible_en_fa Ye see how large a letter I have written unto you with mine own hand. تا آنکه الحال بر ارباب ریاستها و قدرتها در جایهای آسمانی، حکمت گوناگون خدا بوسیله کلیسا معلوم شود، bible_en_fa As many as desire to make a fair shew in the flesh, they constrain you to be circumcised; only lest they should suffer persecution for the cross of Christ. برحسب تقدیر ازلی که در خداوند ما مسیح عیسی نمود، bible_en_fa For neither they themselves who are circumcised keep the law; but desire to have you circumcised, that they may glory in your flesh. که در وی جسارت و دخول بااعتماد داریم به‌سبب ایمان وی. bible_en_fa But God forbid that I should glory, save in the cross of our Lord Jesus Christ, by whom the world is crucified unto me, and I unto the world. لهذا استدعادارم که از زحمات من به جهت شما خسته خاطرمشوید که آنها فخر شما است. bible_en_fa For in Christ Jesus neither circumcision availeth anything, nor uncircumcision, but a new creature. از این سبب، زانو می‌زنم نزد آن پدر، bible_en_fa And as many as walk according to this rule, peace be on them, and mercy, and upon the Israel of God. که از او هر خانواده‌ای در آسمان و بر زمین مسمی می‌شود؛ bible_en_fa From henceforth let no man trouble me: for I bear in my body the marks of the Lord Jesus. که بحسب دولت جلال خود به شماعطا کند که در انسانیت باطنی خود از روح او به قوت زورآور شوید، bible_en_fa Brethren, the grace of our Lord Jesus Christ be with your spirit. Amen. تا مسیح به وساطت ایمان در دلهای شما ساکن شود؛ bible_en_fa Paul, an apostle of Jesus Christ by the will of God, to the saints which are at Ephesus, and to the faithful in Christ Jesus: و در محبت ریشه کرده و بنیاد نهاده، استطاعت یابید که باتمامی مقدسین ادراک کنید که عرض و طول وعمق و بلندی چیست؛ bible_en_fa Grace be to you, and peace, from God our Father, and from the Lord Jesus Christ. و عارف شوید به محبت مسیح که فوق از معرفت است تا پر شویدتا تمامی پری خدا. bible_en_fa Blessed be the God and Father of our Lord Jesus Christ, who hath blessed us with all spiritual blessings in heavenly places in Christ: الحال او را که قادر است که بکند بینهایت زیادتر از هرآنچه بخواهیم یا فکر کنیم، بحسب آن قوتی که در ما عمل می‌کند،مر او را درکلیسا و در مسیح عیسی تا جمیع قرنها تا ابدالابادجلال باد. آمین. bible_en_fa According as he hath chosen us in him before the foundation of the world, that we should be holy and without blame before him in love: مر او را درکلیسا و در مسیح عیسی تا جمیع قرنها تا ابدالابادجلال باد. آمین. bible_en_fa Having predestinated us unto the adoption of children by Jesus Christ to himself, according to the good pleasure of his will, لهذا من که در خداوند اسیر می‌باشم، ازشما استدعا دارم که به شایستگی آن دعوتی که به آن خوانده شده‌اید، رفتار کنید، bible_en_fa To the praise of the glory of his grace, wherein he hath made us accepted in the beloved. باکمال فروتنی و تواضع و حلم، و متحمل یکدیگردر محبت باشید؛ bible_en_fa In whom we have redemption through his blood, the forgiveness of sins, according to the riches of his grace; و سعی کنید که یگانگی روح را در رشته سلامتی نگاه دارید. bible_en_fa Wherein he hath abounded toward us in all wisdom and prudence; یک جسدهست و یک روح، چنانکه نیز دعوت شده‌اید دریک امید دعوت خویش. bible_en_fa Having made known unto us the mystery of his will, according to his good pleasure which he hath purposed in himself: یک خداوند، یک ایمان، یک تعمید؛ bible_en_fa That in the dispensation of the fulness of times he might gather together in one all things in Christ, both which are in heaven, and which are on earth; even in him: یک خدا و پدر همه که فوق همه و در میان همه و در همه شما است. bible_en_fa In whom also we have obtained an inheritance, being predestinated according to the purpose of him who worketh all things after the counsel of his own will: لیکن هریکی از ما را فیض بخشیده شد بحسب اندازه بخشش مسیح. bible_en_fa That we should be to the praise of his glory, who first trusted in Christ. بنابراین می‌گوید: «چون او به اعلی علیین صعود نمود، اسیری را به اسیری برد و بخششها به مردم داد.» bible_en_fa In whom ye also trusted, after that ye heard the word of truth, the gospel of your salvation: in whom also after that ye believed, ye were sealed with that holy Spirit of promise, اما این صعود نمودچیست؟ جز اینکه اول نزول هم کرد به اسفل زمین. bible_en_fa Which is the earnest of our inheritance until the redemption of the purchased possession, unto the praise of his glory. آنکه نزول نمود، همان است که صعودنیز کرد بالاتر از جمیع افلاک تا همه‌چیزها را پرکند. bible_en_fa Wherefore I also, after I heard of your faith in the Lord Jesus, and love unto all the saints, و او بخشید بعضی رسولان و بعضی انبیا وبعضی مبشرین و بعضی شبانان و معلمان را، bible_en_fa Cease not to give thanks for you, making mention of you in my prayers; برای تکمیل مقدسین، برای کار خدمت، برای بنای جسد مسیح، bible_en_fa That the God of our Lord Jesus Christ, the Father of glory, may give unto you the spirit of wisdom and revelation in the knowledge of him: تا همه به یگانگی ایمان ومعرفت تام پسر خدا و به انسان کامل، به اندازه قامت پری مسیح برسیم. bible_en_fa The eyes of your understanding being enlightened; that ye may know what is the hope of his calling, and what the riches of the glory of his inheritance in the saints, تا بعد از این اطفال متموج و رانده شده از باد هر تعلیم نباشیم، ازدغابازی مردمان در حیله اندیشی برای مکرهای گمراهی؛ bible_en_fa And what is the exceeding greatness of his power to usward who believe, according to the working of his mighty power, بلکه در محبت پیروی راستی نموده، در هرچیز ترقی نماییم در او که سر است، یعنی مسیح؛ bible_en_fa Which he wrought in Christ, when he raised him from the dead, and set him at his own right hand in the heavenly places, که از او تمام بدن مرکب و مرتب گشته، به مدد هر مفصلی و برحسب عمل به اندازه هرعضوی بدن را نمو می‌دهد برای بنای خویشتن در محبت. bible_en_fa Far above all principality, and power, and might, and dominion, and every name that is named, not only in this world, but also in that which is to come: پس این را می‌گویم و در خداوند شهادت می‌دهم که شما دیگر رفتار منمایید، چنانکه امت‌ها در بطالت ذهن خود رفتار می‌نمایند. bible_en_fa And hath put all things under his feet, and gave him to be the head over all things to the church, که در عقل خود تاریک هستند و از حیات خدامحروم، به‌سبب جهالتی که بجهت سخت دلی ایشان در ایشان است. bible_en_fa Which is his body, the fulness of him that filleth all in all. که بی‌فکر شده، خود رابه فجور تسلیم کرده‌اند تا هرقسم ناپاکی را به حرص به عمل آورند. bible_en_fa And you hath he quickened, who were dead in trespasses and sins; لیکن شما مسیح را به اینطور نیاموخته‌اید. bible_en_fa Wherein in time past ye walked according to the course of this world, according to the prince of the power of the air, the spirit that now worketh in the children of disobedience: هرگاه او را شنیده‌اید و در او تعلیم یافته‌اید، به نهجی که راستی در عیسی است. bible_en_fa Among whom also we all had our conversation in times past in the lusts of our flesh, fulfilling the desires of the flesh and of the mind; and were by nature the children of wrath, even as others. تا آنکه شمااز جهت رفتار گذشته خود، انسانیت کهنه را که ازشهوات فریبنده فاسد می‌گردد، از خود بیرون کنید. bible_en_fa But God, who is rich in mercy, for his great love wherewith he loved us, و به روح ذهن خود تازه شوید. bible_en_fa Even when we were dead in sins, hath quickened us together with Christ, (by grace ye are saved;) وانسانیت تازه را که به صورت خدا در عدالت وقدوسیت حقیقی آفریده شده است بپوشید. bible_en_fa And hath raised us up together, and made us sit together in heavenly places in Christ Jesus: لهذا دروغ را ترک کرده، هرکس با همسایه خود راست بگوید، زیرا که ما اعضای یکدیگریم. bible_en_fa That in the ages to come he might shew the exceeding riches of his grace in his kindness toward us through Christ Jesus. خشم گیرید و گناه مورزید؛ خورشید بر غیظشما غروب نکند. bible_en_fa For by grace are ye saved through faith; and that not of yourselves: it is the gift of God: ابلیس را مجال ندهید. bible_en_fa Not of works, lest any man should boast. دزد دیگر دزدی نکند بلکه به‌دستهای خود کارنیکو کرده، زحمت بکشد تا بتواند نیازمندی راچیزی دهد. bible_en_fa For we are his workmanship, created in Christ Jesus unto good works, which God hath before ordained that we should walk in them. هیچ سخن بد از دهان شما بیرون نیاید، بلکه آنچه بحسب حاجت و برای بنا نیکوباشد تا شنوندگان را فیض رساند. bible_en_fa Wherefore remember, that ye being in time past Gentiles in the flesh, who are called Uncircumcision by that which is called the Circumcision in the flesh made by hands; و روح قدوس خدا را که به او تا روز رستگاری مختوم شده‌اید، محزون مسازید. bible_en_fa That at that time ye were without Christ, being aliens from the commonwealth of Israel, and strangers from the covenants of promise, having no hope, and without God in the world: و هرقسم تلخی وغیظ و خشم و فریاد و بدگویی و خباثت را ازخود دور کنید،و با یگدیگر مهربان باشید ورحیم و همدیگر را عفو نمایید چنانکه خدا درمسیح شما را هم آمرزیده است. bible_en_fa But now in Christ Jesus ye who sometimes were far off are made nigh by the blood of Christ. و با یگدیگر مهربان باشید ورحیم و همدیگر را عفو نمایید چنانکه خدا درمسیح شما را هم آمرزیده است. bible_en_fa For he is our peace, who hath made both one, and hath broken down the middle wall of partition between us; پس چون فرزندان عزیز به خدا اقتدا کنید. bible_en_fa Having abolished in his flesh the enmity, even the law of commandments contained in ordinances; for to make in himself of twain one new man, so making peace; و در محبت رفتار نمایید، چنانکه مسیح هم ما را محبت نمود و خویشتن را برای ما به خداهدیه و قربانی برای عطر خوشبوی گذرانید. bible_en_fa And that he might reconcile both unto God in one body by the cross, having slain the enmity thereby: اما زنا و هر ناپاکی و طمع در میان شما هرگزمذکور هم نشود، چنانکه مقدسین را می‌شاید. bible_en_fa And came and preached peace to you which were afar off, and to them that were nigh. ونه قباحت و بیهوده‌گویی و چرب زبانی که اینها شایسته نیست بلکه شکرگزاری. bible_en_fa For through him we both have access by one Spirit unto the Father. زیرا این را یقین می‌دانید که هیچ زانی یا ناپاک یا طماع که بت‌پرست باشد، میراثی در ملکوت مسیح و خداندارد. bible_en_fa Now therefore ye are no more strangers and foreigners, but fellowcitizens with the saints, and of the household of God; هیچ‌کس شما را به سخنان باطل فریب ندهد، زیرا که به‌سبب اینها غضب خدا بر ابنای معصیت نازل می‌شود. bible_en_fa And are built upon the foundation of the apostles and prophets, Jesus Christ himself being the chief corner stone; پس با ایشان شریک مباشید. bible_en_fa In whom all the building fitly framed together groweth unto an holy temple in the Lord: زیرا که پیشتر ظلمت بودید، لیکن الحال درخداوند نور می‌باشید. پس چون فرزندان نوررفتار کنید. bible_en_fa In whom ye also are builded together for an habitation of God through the Spirit. زیرا که میوه نور در کمال، نیکویی وعدالت و راستی است. bible_en_fa For this cause I Paul, the prisoner of Jesus Christ for you Gentiles, و تحقیق نمایید که پسندیده خداوند چیست. bible_en_fa If ye have heard of the dispensation of the grace of God which is given me to youward: و در اعمال بی‌ثمرظلمت شریک مباشید بلکه آنها را مذمت کنید، bible_en_fa How that by revelation he made known unto me the mystery; (as I wrote afore in few words, زیرا کارهایی که ایشان در خفا می‌کنند، حتی ذکر آنها هم قبیح است. bible_en_fa Whereby, when ye read, ye may understand my knowledge in the mystery of Christ) لیکن هرچیزی که مذمت شود، از نور ظاهر می‌گردد، زیرا که هرچه ظاهر می‌شود نور است. bible_en_fa Which in other ages was not made known unto the sons of men, as it is now revealed unto his holy apostles and prophets by the Spirit; بنابراین می‌گوید‌ای تو که خوابیده‌ای، بیدار شده، از مردگان برخیز تامسیح بر تو درخشد. bible_en_fa That the Gentiles should be fellowheirs, and of the same body, and partakers of his promise in Christ by the gospel: پس باخبر باشید که چگونه به دقت رفتارنمایید، نه چون جاهلان بلکه چون حکیمان. bible_en_fa Whereof I was made a minister, according to the gift of the grace of God given unto me by the effectual working of his power. ووقت را دریابید زیرا این‌روزها شریر است. bible_en_fa Unto me, who am less than the least of all saints, is this grace given, that I should preach among the Gentiles the unsearchable riches of Christ; ازاین جهت بی‌فهم مباشید، بلکه بفهمید که اراده خداوند چیست. bible_en_fa And to make all men see what is the fellowship of the mystery, which from the beginning of the world hath been hid in God, who created all things by Jesus Christ: و مست شراب مشوید که درآن فجور است، بلکه از روح پر شوید. bible_en_fa To the intent that now unto the principalities and powers in heavenly places might be known by the church the manifold wisdom of God, و بایکدیگر به مزامیر و تسبیحات و سرودهای روحانی گفتگو کنید و در دلهای خود به خداوندبسرایید و ترنم نمایید. bible_en_fa According to the eternal purpose which he purposed in Christ Jesus our Lord: و پیوسته بجهت هرچیز خدا و پدر را به نام خداوند ما عیسی مسیح شکر کنید. bible_en_fa In whom we have boldness and access with confidence by the faith of him. همدیگر را در خدا ترسی اطاعت کنید. bible_en_fa Wherefore I desire that ye faint not at my tribulations for you, which is your glory. ‌ای زنان، شوهران خود را اطاعت کنیدچنانکه خداوند را. bible_en_fa For this cause I bow my knees unto the Father of our Lord Jesus Christ, زیرا که شوهر سر زن است چنانکه مسیح نیز سر کلیسا و او نجات‌دهنده بدن ا�ت. bible_en_fa Of whom the whole family in heaven and earth is named, لیکن همچنانکه ک�یسا مطیع مسیح است، همچنین زنان نیز شوهران خود را در هرامری باشند. bible_en_fa That he would grant you, according to the riches of his glory, to be strengthened with might by his Spirit in the inner man; ‌ای شوهران زنان خود را محبت نمایید، چنانکه مسیح هم کلیسا را محبت نمود وخویشتن را برای آن داد. bible_en_fa That Christ may dwell in your hearts by faith; that ye, being rooted and grounded in love, تا آن را به غسل آب بوسیله کلام طاهر ساخته، تقدیس نماید، bible_en_fa May be able to comprehend with all saints what is the breadth, and length, and depth, and height; تاکلیسای مجید را به نزد خود حاضر سازد که لکه وچین یا هیچ‌چیز مثل آن نداشته باشد، بلکه تامقدس و بی‌عیب باشد. bible_en_fa And to know the love of Christ, which passeth knowledge, that ye might be filled with all the fulness of God. به همین طور، بایدمردان زنان خویش را مثل بدن خود محبت نمایند زیرا هرکه زوجه خود را محبت نماید، خویشتن را محبت می‌نماید. bible_en_fa Now unto him that is able to do exceeding abundantly above all that we ask or think, according to the power that worketh in us, زیرا هیچ‌کس هرگز جسم خود را دشمن نداشته است بلکه آن راتربیت و نوازش می‌کند، چنانکه خداوند نیزکلیسا را. bible_en_fa Unto him be glory in the church by Christ Jesus throughout all ages, world without end. Amen. زانرو که اعضای بدن وی می‌باشیم، از جسم و از استخوانهای او. bible_en_fa I therefore, the prisoner of the Lord, beseech you that ye walk worthy of the vocation wherewith ye are called, از اینجاست که مرد پدر و مادر را رها کرده، با زوجه خویش خواهد پیوست و آن دو یکتن خواهند بود. bible_en_fa With all lowliness and meekness, with longsuffering, forbearing one another in love; این سر، عظیم است، لیکن من درباره مسیح و کلیساسخن می‌گویم.خلاصه هریکی از شما نیز زن خود را مثل نفس خود محبت بنماید و زن شوهر خود را باید احترام نمود. bible_en_fa Endeavouring to keep the unity of the Spirit in the bond of peace. خلاصه هریکی از شما نیز زن خود را مثل نفس خود محبت بنماید و زن شوهر خود را باید احترام نمود. bible_en_fa There is one body, and one Spirit, even as ye are called in one hope of your calling; ای فرزندان، والدین خود را در خداونداطاعت نمایید، زیرا که این انصاف است. bible_en_fa One Lord, one faith, one baptism, «پدر و مادر خود را احترام نما» که این حکم اول با وعده است. bible_en_fa One God and Father of all, who is above all, and through all, and in you all. «تا تو را عافیت باشد و عمر درازبر زمین کنی.» bible_en_fa But unto every one of us is given grace according to the measure of the gift of Christ. و‌ای پدران، فرزندان خود را به خشم میاورید بلکه ایشان را به تادیب و نصیحت خداوند تربیت نمایید. bible_en_fa Wherefore he saith, When he ascended up on high, he led captivity captive, and gave gifts unto men. ‌ای غلامان، آقایان بشری خود را چون مسیح با ترس و لرز با ساده دلی اطاعت کنید. bible_en_fa (Now that he ascended, what is it but that he also descended first into the lower parts of the earth? نه به خدمت حضور مثل طالبان رضامندی انسان، بلکه چون غلامان مسیح که اراده خدا را از دل به عمل می‌آورند، bible_en_fa He that descended is the same also that ascended up far above all heavens, that he might fill all things.) و به نیت خالص خداوند رابندگی می‌کنند نه انسان را، bible_en_fa And he gave some, apostles; and some, prophets; and some, evangelists; and some, pastors and teachers; و می‌دانند هرکس که عمل نیکو کند، مکافات آن را از خداوند خواهدیافت، خواه غلام و خواه آزاد. bible_en_fa For the perfecting of the saints, for the work of the ministry, for the edifying of the body of Christ: و‌ای آقایان، باایشان به همین نسق رفتار نمایید و از تهدید کردن احتراز کنید، چونکه می‌دانید که خود شما را هم آقایی هست در آسمان و او را نظر به ظاهر نیست. bible_en_fa Till we all come in the unity of the faith, and of the knowledge of the Son of God, unto a perfect man, unto the measure of the stature of the fulness of Christ: خلاصه‌ای برادران من، در خداوند و درتوانایی قوت او زورآور شوید. bible_en_fa That we henceforth be no more children, tossed to and fro, and carried about with every wind of doctrine, by the sleight of men, and cunning craftiness, whereby they lie in wait to deceive; اسلحه تمام خدا را بپوشید تا بتوانید با مکرهای ابلیس مقاومت کنید. bible_en_fa But speaking the truth in love, may grow up into him in all things, which is the head, even Christ: زیرا که ما را کشتی گرفتن با خون و جسم نیست بلکه با ریاستها و قدرتها وجهان داران این ظلمت و با فوجهای روحانی شرارت در جایهای آسمانی. bible_en_fa From whom the whole body fitly joined together and compacted by that which every joint supplieth, according to the effectual working in the measure of every part, maketh increase of the body unto the edifying of itself in love. لهذا اسلحه تام خدا را بردارید تا بتوانید در روز شریر مقاومت کنید و همه کار را به‌جا آورده، بایستید. bible_en_fa This I say therefore, and testify in the Lord, that ye henceforth walk not as other Gentiles walk, in the vanity of their mind, پس کمر خود را به راستی بسته و جوشن عدالت رادربر کرده، بایستید. bible_en_fa Having the understanding darkened, being alienated from the life of God through the ignorance that is in them, because of the blindness of their heart: و نعلین استعداد انجیل سلامتی را در پا کنید. bible_en_fa Who being past feeling have given themselves over unto lasciviousness, to work all uncleanness with greediness. و بر روی این همه سپرایمان را بکشید که به آن بتوانید تمامی تیرهای آتشین شریر را خاموش کنید. bible_en_fa But ye have not so learned Christ; و خود نجات وشمشیر روح را که کلام خداست بردارید. bible_en_fa If so be that ye have heard him, and have been taught by him, as the truth is in Jesus: و بادعا والتماس تمام در هر وقت در روح دعا کنید وبرای همین به اصرار و التماس تمام بجهت همه مقدسین بیدار باشید. bible_en_fa That ye put off concerning the former conversation the old man, which is corrupt according to the deceitful lusts; و برای من نیز تا کلام به من عطا شود تا باگشادگی زبان سر انجیل را به دلیری اعلام نمایم، bible_en_fa And be renewed in the spirit of your mind; که برای آن در زنجیرها ایلچیگری می‌کنم تادر آن به دلیری سخن گویم، بطوری که می‌بایدگفت. bible_en_fa And that ye put on the new man, which after God is created in righteousness and true holiness. اما تا شما هم از احوال من و از آنچه می‌کنم مطلع شوید، تیخیکس که برادر عزیز و خادم امین در خداوند است، شما را از هرچیز خواهدآگاهانید، bible_en_fa Wherefore putting away lying, speak every man truth with his neighbour: for we are members one of another. که او را بجهت همین به نزد شمافرستادم تا از احوال ما آگاه باشید و او دلهای شمارا تسلی بخشد.برادران را سلام و محبت باایمان از جانب خدای پدر و عیسی مسیح خداوند باد. bible_en_fa Be ye angry, and sin not: let not the sun go down upon your wrath: برادران را سلام و محبت باایمان از جانب خدای پدر و عیسی مسیح خداوند باد. bible_en_fa Neither give place to the devil. پولس و تیموتاوس، غلامان عیسی مسیح، به همه مقدسین در مسیح عیسی که درفیلپی می‌باشند با اسقفان و شماسان. bible_en_fa Let him that stole steal no more: but rather let him labour, working with his hands the thing which is good, that he may have to give to him that needeth. فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا وعیسی مسیح خداوند بر شما باد. bible_en_fa Let no corrupt communication proceed out of your mouth, but that which is good to the use of edifying, that it may minister grace unto the hearers. در تمامی یادگاری شما خدای خود را شکرمی گذارم، bible_en_fa And grieve not the holy Spirit of God, whereby ye are sealed unto the day of redemption. و پیوسته در هر دعای خود برای جمیع شما به خوشی دعا می‌کنم، bible_en_fa Let all bitterness, and wrath, and anger, and clamour, and evil speaking, be put away from you, with all malice: به‌سبب مشارکت شما برای انجیل از روز اول تا به حال. bible_en_fa And be ye kind one to another, tenderhearted, forgiving one another, even as God for Christ's sake hath forgiven you. چونکه به این اعتماد دارم که او که عمل نیکو رادر شما شروع کرد، آن را تا روز عیسی مسیح به‌کمال خواهد رسانید. bible_en_fa Be ye therefore followers of God, as dear children; چنانکه مرا سزاوار است که درباره همه شما همین فکر کنم زیرا که شما رادر دل خود می‌دارم که در زنجیرهای من و درحجت و اثبات انجیل همه شما با من شریک دراین نعمت هستید. bible_en_fa And walk in love, as Christ also hath loved us, and hath given himself for us an offering and a sacrifice to God for a sweetsmelling savour. زیرا خدا مرا شاهد است که چقدر در احشای عیسی مسیح، مشتاق همه شماهستم. bible_en_fa But fornication, and all uncleanness, or covetousness, let it not be once named among you, as becometh saints; و برای این دعا می‌کنم تا محبت شما درمعرفت و کمال فهم بسیار افزونتر شود. bible_en_fa Neither filthiness, nor foolish talking, nor jesting, which are not convenient: but rather giving of thanks. تاچیزهای بهتر را برگزینید و در روز مسیح بی‌غش و بی‌لغزش باشید، bible_en_fa For this ye know, that no whoremonger, nor unclean person, nor covetous man, who is an idolater, hath any inheritance in the kingdom of Christ and of God. و پر شوید از میوه عدالت که بوسیله عیسی مسیح برای تمجید و حمدخداست. bible_en_fa Let no man deceive you with vain words: for because of these things cometh the wrath of God upon the children of disobedience. اما‌ای برادران، می‌خواهم شما بدانید که آنچه بر من واقع گشت، برعکس به ترقی انجیل انجامید، bible_en_fa Be not ye therefore partakers with them. بحدی که زنجیرهای من آشکارا شددر مسیح در تمام فوج خاص و به همه دیگران. bible_en_fa For ye were sometimes darkness, but now are ye light in the Lord: walk as children of light: و اکثر از برادران در خداوند از زنجیرهای من اعتماد به هم رسانیده، بیشتر جرات می‌کنند که کلام خدا را بی‌ترس بگویند. bible_en_fa (For the fruit of the Spirit is in all goodness and righteousness and truth;) اما بعضی ازحسد و نزاع به مسیح موعظه می‌کنند، ولی بعضی هم از خشنودی. bible_en_fa Proving what is acceptable unto the Lord. اما آنان از تعصب نه ازاخلاص به مسیح اعلام می‌کنند و گمان می‌برندکه به زنجیرهای من زحمت می‌افزایند. bible_en_fa And have no fellowship with the unfruitful works of darkness, but rather reprove them. ولی اینان از راه محبت، چونکه می‌دانند که من بجهت حمایت انجیل معین شده‌ام. bible_en_fa For it is a shame even to speak of those things which are done of them in secret. پس چه؟ جز اینکه به هر صورت، خواه به بهانه و خواه به راستی، به مسیح موعظه می‌شود واز این شادمانم بلکه شادی هم خواهم کرد، bible_en_fa But all things that are reproved are made manifest by the light: for whatsoever doth make manifest is light. زیرا می‌دانم که به نجات من خواهد انجامیدبوسیله دعای شما و تایید روح عیسی مسیح، bible_en_fa Wherefore he saith, Awake thou that sleepest, and arise from the dead, and Christ shall give thee light. برحسب انتظار و امید من که در هیچ‌چیزخجالت نخواهم کشید، بلکه در کمال دلیری، چنانکه همیشه، الان نیز مسیح در بدن من جلال خواهد یافت، خواه در حیات و خواه در موت. bible_en_fa See then that ye walk circumspectly, not as fools, but as wise, زیرا که مرا زیستن مسیح است و مردن نفع. bible_en_fa Redeeming the time, because the days are evil. و لیکن اگر زیستن در جسم، همان ثمر کار من است، پس نمی دانم کدام را اختیار کنم. bible_en_fa Wherefore be ye not unwise, but understanding what the will of the Lord is. زیرادر میان این دو سخت گرفتار هستم، چونکه خواهش دارم که رحلت کنم و با مسیح باشم، زیرااین بسیار بهتر است. bible_en_fa And be not drunk with wine, wherein is excess; but be filled with the Spirit; لیکن در جسم ماندن برای شما لازمتر است. bible_en_fa Speaking to yourselves in psalms and hymns and spiritual songs, singing and making melody in your heart to the Lord; و چون این اعتماد را دارم، می‌دانم که خواهم ماند و نزد همه شما توقف خواهم نمود بجهت ترقی و خوشی ایمان شما، bible_en_fa Giving thanks always for all things unto God and the Father in the name of our Lord Jesus Christ; تا فخر شما در مسیح عیسی در من افزوده شودبوسیله آمدن من بار دیگر نزد شما. bible_en_fa Submitting yourselves one to another in the fear of God. باری بطور شایسته انجیل مسیح رفتارنمایید تا خواه آیم و شما را بینم و خواه غایب باشم، احوال شما را بشنوم که به یک روح برقرارید و به یک نفس برای ایمان انجیل مجاهده می‌کنید. bible_en_fa Wives, submit yourselves unto your own husbands, as unto the Lord. و در هیچ امری از دشمنان ترسان نیستید که همین برای ایشان دلیل هلاکت است، اما شما را دلیل نجات و این از خداست.زیراکه به شما عطا شد به‌خاطر مسیح نه فقط ایمان آوردن به او بلکه زحمت کشیدن هم برای او. وشما را همان مجاهده است که در من دیدید و الان هم می‌شنوید که در من است. bible_en_fa For the husband is the head of the wife, even as Christ is the head of the church: and he is the saviour of the body. زیراکه به شما عطا شد به‌خاطر مسیح نه فقط ایمان آوردن به او بلکه زحمت کشیدن هم برای او. وشما را همان مجاهده است که در من دیدید و الان هم می‌شنوید که در من است. bible_en_fa Therefore as the church is subject unto Christ, so let the wives be to their own husbands in every thing. بنابراین اگر نصیحتی در مسیح، یا تسلی محبت، یا شراکت در روح، یا شفقت ورحمت هست، bible_en_fa Husbands, love your wives, even as Christ also loved the church, and gave himself for it; پس خوشی مرا کامل گردانید تابا هم یک فکر کنید و همان محبت نموده، یک دل بشوید و یک فکر داشته باشید. bible_en_fa That he might sanctify and cleanse it with the washing of water by the word, و هیچ‌چیز را ازراه تعصب و عجب مکنید، بلکه با فروتنی دیگران را از خود بهتر بدانید. bible_en_fa That he might present it to himself a glorious church, not having spot, or wrinkle, or any such thing; but that it should be holy and without blemish. و هریک از شما ملاحظه کارهای خود را نکند، بلکه هرکدام کارهای دیگران را نیز. bible_en_fa So ought men to love their wives as their own bodies. He that loveth his wife loveth himself. پس همین فکر در شما باشد که در مسیح عیسی نیز بود bible_en_fa For no man ever yet hated his own flesh; but nourisheth and cherisheth it, even as the Lord the church: که چون در صورت خدا بود، باخدا برابر بودن را غنیمت نشمرد، bible_en_fa For we are members of his body, of his flesh, and of his bones. لیکن خود راخالی کرده، صورت غلام را پذیرفت و درشباهت مردمان شد؛ bible_en_fa For this cause shall a man leave his father and mother, and shall be joined unto his wife, and they two shall be one flesh. و چون در شکل انسان یافت شد، خویشتن را فروتن ساخت و تا به موت بلکه تا به موت صلیب مطیع گردید. bible_en_fa This is a great mystery: but I speak concerning Christ and the church. از این جهت خدا نیز او را بغایت سرافراز نمود و نامی را که فوق از جمیع نامها است، بدو بخشید. bible_en_fa Nevertheless let every one of you in particular so love his wife even as himself; and the wife see that she reverence her husband. تا به نام عیسی هر زانویی از آنچه در آسمان و بر زمین وزیر زمین است خم شود، bible_en_fa Children, obey your parents in the Lord: for this is right. و هر زبانی اقرار کندکه عیسی مسیح، خداوند است برای تمجیدخدای پدر. bible_en_fa Honour thy father and mother; (which is the first commandment with promise;) پس‌ای عزیزان من چنانکه همیشه مطیع می‌بودید، نه در حضور من فقط بلکه بسیار زیادترالان وقتی که غایبم، نجات خود را به ترس و لرزبعمل آورید. bible_en_fa That it may be well with thee, and thou mayest live long on the earth. زیرا خداست که در شمابرحسب رضامندی خود، هم اراده و هم فعل رابعمل ایجاد می‌کند. bible_en_fa And, ye fathers, provoke not your children to wrath: but bring them up in the nurture and admonition of the Lord. و هرکاری را بدون همهمه و مجادله بکنید، bible_en_fa Servants, be obedient to them that are your masters according to the flesh, with fear and trembling, in singleness of your heart, as unto Christ; تا بی‌عیب و ساده دل و فرزندان خدا بی‌ملامت باشید، در میان قومی کج رو و گردنکش که در آن میان چون نیرها درجهان می‌درخشید، bible_en_fa Not with eyeservice, as menpleasers; but as the servants of Christ, doing the will of God from the heart; و کلام حیات رابرمی افرازید، بجهت فخر من در روز مسیح تاآنکه عبث ندویده و عبث زحمت نکشیده باشم. bible_en_fa With good will doing service, as to the Lord, and not to men: بلکه هرگاه بر قربانی و خدمت ایمان شماریخته شوم، شادمان هستم و با همه شما شادی می‌کنم. bible_en_fa Knowing that whatsoever good thing any man doeth, the same shall he receive of the Lord, whether he be bond or free. و همچنین شما نیز شادمان هستید و بامن شادی می‌کنید. bible_en_fa And, ye masters, do the same things unto them, forbearing threatening: knowing that your Master also is in heaven; neither is there respect of persons with him. و در عیسی خداوند امیدوارم که تیموتاوس را به زودی نزد شما بفرستم تامن نیز ازاحوال شما مطلع شده، تازه روح گردم. bible_en_fa Finally, my brethren, be strong in the Lord, and in the power of his might. زیراکسی دیگر را همدل ندارم که به اخلاص درباره شما اندیشد. bible_en_fa Put on the whole armour of God, that ye may be able to stand against the wiles of the devil. زانرو که همه نفع خود رامی طلبند، نه امور عیسی مسیح را. bible_en_fa For we wrestle not against flesh and blood, but against principalities, against powers, against the rulers of the darkness of this world, against spiritual wickedness in high places. اما دلیل اورا می‌دانید، زیرا چنانکه فرزند پدر را خدمت می‌کند، او با من برای انجیل خدمت کرده است. bible_en_fa Wherefore take unto you the whole armour of God, that ye may be able to withstand in the evil day, and having done all, to stand. پس امیدوارم که چون دیدم کار من چطورمی شود، او را بی‌درنگ بفرستم. bible_en_fa Stand therefore, having your loins girt about with truth, and having on the breastplate of righteousness; اما در خداونداعتماد دارم که خود هم به زودی بیایم. bible_en_fa And your feet shod with the preparation of the gospel of peace; ولی لازم دانستم که اپفردتس را به سوی شما روانه نمایم که مرا برادر و همکار و همجنگ می‌باشد، اما شما را رسول و خادم حاجت من. bible_en_fa Above all, taking the shield of faith, wherewith ye shall be able to quench all the fiery darts of the wicked. زیرا که مشتاق همه شما بود و غمگین شد ازاینکه شنیده بودید که او بیمار شده بود. bible_en_fa And take the helmet of salvation, and the sword of the Spirit, which is the word of God: وفی الواقع بیمار و مشرف بر موت بود، لیکن خدا بروی ترحم فرمود و نه بر او فقط بلکه بر من نیز تامرا غمی بر غم نباشد. bible_en_fa Praying always with all prayer and supplication in the Spirit, and watching thereunto with all perseverance and supplication for all saints; پس به سعی بیشتر او راروانه نمودم تا از دیدنش باز شاد شوید و حزن من کمتر شود. bible_en_fa And for me, that utterance may be given unto me, that I may open my mouth boldly, to make known the mystery of the gospel, پس او را در خداوند با کمال خوشی بپذیرید و چنین کسان را محترم بدارید،زیرا در کار مسیح مشرف بر موت شد و جان خود را به خطر انداخت تا نقص خدمت شما را برای من به‌کمال رساند. bible_en_fa For which I am an ambassador in bonds: that therein I may speak boldly, as I ought to speak. زیرا در کار مسیح مشرف بر موت شد و جان خود را به خطر انداخت تا نقص خدمت شما را برای من به‌کمال رساند. bible_en_fa But that ye also may know my affairs, and how I do, Tychicus, a beloved brother and faithful minister in the Lord, shall make known to you all things: خلاصه‌ای برادران من، در خداوند خوش باشید. همان مطالب را به شما نوشتن بر من سنگین نیست و ایمنی شما است. bible_en_fa Whom I have sent unto you for the same purpose, that ye might know our affairs, and that he might comfort your hearts. از سگهاباحذر باشید. از عاملان شریر احتراز نمایید. ازمقطوعان بپرهیزید. bible_en_fa Peace be to the brethren, and love with faith, from God the Father and the Lord Jesus Christ. زیرا مختونان ما هستیم که خدا را در روح عبادت می‌کنیم و به مسیح عیسی فخر می‌کنیم و بر جسم اعتماد نداریم. bible_en_fa Grace be with all them that love our Lord Jesus Christ in sincerity. Amen. هرچندمرا در جسم نیز اعتماد است. اگر کسی دیگرگمان برد که در جسم اعتماد دارد، من بیشتر. bible_en_fa Paul and Timotheus, the servants of Jesus Christ, to all the saints in Christ Jesus which are at Philippi, with the bishops and deacons: روز هشتم مختون شده و از قبیله اسرائیل، ازسبط بنیامین، عبرانی از عبرانیان، از جهت شریعت فریسی، bible_en_fa Grace be unto you, and peace, from God our Father, and from the Lord Jesus Christ. از جهت غیرت جفا کننده برکلیسا، از جهت عدالت شریعتی، بی‌عیب. bible_en_fa I thank my God upon every remembrance of you, اما آنچه مرا سود می‌بود، آن را به‌خاطرمسیح زیان دانستم. bible_en_fa Always in every prayer of mine for you all making request with joy, بلکه همه‌چیز را نیز به‌سبب فضیلت معرفت خداوند خود مسیح عیسی زیان می‌دانم که بخاطر او همه‌چیز را زیان کردم وفضله شمردم تا مسیح را دریابم. bible_en_fa For your fellowship in the gospel from the first day until now; و در وی یافت شوم نه با عدالت خود که شریعت است، بلکه با آن که بوسیله ایمان مسیح می‌شود، یعنی عدالتی که از خدا بر ایمان است. bible_en_fa Being confident of this very thing, that he which hath begun a good work in you will perform it until the day of Jesus Christ: و تا او را و قوت قیامت وی را و شراکت در رنجهای وی را بشناسم و باموت او مشابه گردم. bible_en_fa Even as it is meet for me to think this of you all, because I have you in my heart; inasmuch as both in my bonds, and in the defence and confirmation of the gospel, ye all are partakers of my grace. مگر به هر وجه به قیامت از مردگان برسم. bible_en_fa For God is my record, how greatly I long after you all in the bowels of Jesus Christ. نه اینکه تا به حال به چنگ آورده یا تابحال کامل شده باشم، ولی در‌پی آن می‌کوشم بلکه شاید آن را بدست آورم که برای آن مسیح نیز مرا بدست آورد. bible_en_fa And this I pray, that your love may abound yet more and more in knowledge and in all judgment; ‌ای برادران، گمان نمی برم که من بدست آورده‌ام؛ لیکن یک چیز می‌کنم که آنچه در عقب است فراموش کرده و به سوی آنچه در‌پیش است، خویشتن را کشیده، bible_en_fa That ye may approve things that are excellent; that ye may be sincere and without offence till the day of Christ; در‌پی مقصدمی کوشم بجهت انعام دعوت بلند خدا که درمسیح عیسی است. bible_en_fa Being filled with the fruits of righteousness, which are by Jesus Christ, unto the glory and praise of God. پس جمیع ما که کامل هستیم، این فکر داشته باشیم و اگر فی الجمله فکردیگر دارید، خدا این را هم بر شما کشف خواهدفرمود. bible_en_fa But I would ye should understand, brethren, that the things which happened unto me have fallen out rather unto the furtherance of the gospel; اما به هر مقامی که رسیده‌ایم، به همان قانون رفتار باید کرد. bible_en_fa So that my bonds in Christ are manifest in all the palace, and in all other places; ‌ای برادران، با هم به من اقتدا نمایید وملاحظه کنید آنانی را که بحسب نمونه‌ای که در مادارید، رفتار می‌کنند. bible_en_fa And many of the brethren in the Lord, waxing confident by my bonds, are much more bold to speak the word without fear. زیرا که بسیاری رفتارمی نمایند که ذکر ایشان را بارها برای شما کرده‌ام و حال نیز با گریه می‌کنم که دشمنان صلیب مسیح می‌باشند، bible_en_fa Some indeed preach Christ even of envy and strife; and some also of good will: که انجام ایشان هلاکت است وخدای ایشان شکم ایشان و فخر ایشان در ننگ ایشان، و چیزهای دنیوی را اندیشه می‌کنند. bible_en_fa The one preach Christ of contention, not sincerely, supposing to add affliction to my bonds: اما وطن ما در آسمان است که از آنجا نیزنجات‌دهنده یعنی عیسی مسیح خداوند را انتظارمی کشیم،که شکل جسد ذلیل ما را تبدیل خواهد نمود تا به صورت جسد مجید او مصورشود، برحسب عمل قوت خود که همه‌چیز رامطیع خود بگرداند. bible_en_fa But the other of love, knowing that I am set for the defence of the gospel. که شکل جسد ذلیل ما را تبدیل خواهد نمود تا به صورت جسد مجید او مصورشود، برحسب عمل قوت خود که همه‌چیز رامطیع خود بگرداند. bible_en_fa What then? notwithstanding, every way, whether in pretence, or in truth, Christ is preached; and I therein do rejoice, yea, and will rejoice. بنابراین، ای بردران عزیز و مورد اشتیاق من و شادی و تاج من، به همینطور در خداونداستوار باشید‌ای عزیزان. bible_en_fa For I know that this shall turn to my salvation through your prayer, and the supply of the Spirit of Jesus Christ, از افودیه استدعا دارم و به سنتیخی التماس دارم که در خداوند یک رای باشند. bible_en_fa According to my earnest expectation and my hope, that in nothing I shall be ashamed, but that with all boldness, as always, so now also Christ shall be magnified in my body, whether it be by life, or by death. و از تو نیز‌ای همقطار خالص خواهش می‌کنم که ایشان را امداد کنی، زیرا درجهاد انجیل با من شریک می‌بودند با اکلیمنتس نیز و سایر همکاران من که نام ایشان در دفترحیات‌است. bible_en_fa For to me to live is Christ, and to die is gain. در خداوند دائم شاد باشید. و باز می‌گویم شاد باشید. bible_en_fa But if I live in the flesh, this is the fruit of my labour: yet what I shall choose I wot not. اعتدال شما بر جمیع مردم معروف بشود. خداوند نزدیک است. bible_en_fa For I am in a strait betwixt two, having a desire to depart, and to be with Christ; which is far better: برای هیچ‌چیزاندیشه مکنید، بلکه در هرچیز با صلات و دعا باشکرگزاری مسولات خود را به خدا عرض کنید. bible_en_fa Nevertheless to abide in the flesh is more needful for you. و سلامتی خدا که فوق از تمامی عقل است، دلها و ذهنهای شما را در مسیح عیسی نگاه خواهد داشت. bible_en_fa And having this confidence, I know that I shall abide and continue with you all for your furtherance and joy of faith; خلاصه‌ای برادران، هرچه راست باشد وهرچه مجید و هرچه عادل و هرچه پاک و هرچه جمیل و هرچه نیک نام است و هر فضیلت و هرمدحی که بوده باشد، در آنها تفکر کنید. bible_en_fa That your rejoicing may be more abundant in Jesus Christ for me by my coming to you again. و آنچه در من آموخته و پذیرفته و شنیده و دیده‌اید، آنهارا بعمل آرید، و خدای سلامتی با شما خواهدبود. bible_en_fa Only let your conversation be as it becometh the gospel of Christ: that whether I come and see you, or else be absent, I may hear of your affairs, that ye stand fast in one spirit, with one mind striving together for the faith of the gospel; و در خداوند بسیار شاد گردیدم که الان آخر، فکر شما برای من شکوفه آورد و در این نیزتفکر می‌کردید، لیکن فرصت نیافتید. bible_en_fa And in nothing terrified by your adversaries: which is to them an evident token of perdition, but to you of salvation, and that of God. نه آنکه درباره احتیاج سخن می‌گویم، زیرا که آموخته‌ام که در هر حالتی که باشم، قناعت کنم. bible_en_fa For unto you it is given in the behalf of Christ, not only to believe on him, but also to suffer for his sake; و ذلت رامی دانم و دولتمندی را هم می‌دانم، در هرصورت و در همه‌چیز، سیری و گرسنگی ودولتنمدی و افلاس را یاد گرفته‌ام. bible_en_fa Having the same conflict which ye saw in me, and now hear to be in me. قوت هرچیز را دارم در مسیح که مرا تقویت می‌بخشد. bible_en_fa If there be therefore any consolation in Christ, if any comfort of love, if any fellowship of the Spirit, if any bowels and mercies, لیکن نیکویی کردید که در تنگی من شریک شدید. bible_en_fa Fulfil ye my joy, that ye be likeminded, having the same love, being of one accord, of one mind. اما‌ای فیلیپیان شما هم آگاهید که درابتدای انجیل، چون از مکادونیه روانه شدم، هیچ کلیسا در امر دادن و گرفتن با من شراکت نکرد جزشما و بس. bible_en_fa Let nothing be done through strife or vainglory; but in lowliness of mind let each esteem other better than themselves. زیرا که در تسالونیکی هم یک دودفعه برای احتیاج من فرستادید. bible_en_fa Look not every man on his own things, but every man also on the things of others. نه آنکه طالب بخشش باشم، بلکه طالب ثمری هستم که به حساب شما بیفزاید. bible_en_fa Let this mind be in you, which was also in Christ Jesus: ولی همه‌چیز بلکه بیشتر از کفایت دارم. پر گشته‌ام چونکه هدایای شما را از اپفردتس یافته‌ام که عطر خوشبوی و قربانی مقبول و پسندیده خداست. bible_en_fa Who, being in the form of God, thought it not robbery to be equal with God: اماخدای من همه احتیاجات شما را برحسب دولت خود در جلال در مسیح عیسی رفع خواهد نمود. bible_en_fa But made himself of no reputation, and took upon him the form of a servant, and was made in the likeness of men: و خدا و پدر ما را تا ابدالابادجلال باد. آمین. bible_en_fa And being found in fashion as a man, he humbled himself, and became obedient unto death, even the death of the cross. هر مقدس را در مسیح عیسی سلام برسانید. و برادرانی که با من می‌باشند به شماسلام می‌فرستند.جمیع مقدسان به شما سلام می‌رسانند، علی الخصوص آنانی که از اهل خانه قیصر هستند. bible_en_fa Wherefore God also hath highly exalted him, and given him a name which is above every name: جمیع مقدسان به شما سلام می‌رسانند، علی الخصوص آنانی که از اهل خانه قیصر هستند. bible_en_fa That at the name of Jesus every knee should bow, of things in heaven, and things in earth, and things under the earth; پولس به اراده خدا رسول مسیح عیسی وتیموتاوس برادر، bible_en_fa And that every tongue should confess that Jesus Christ is Lord, to the glory of God the Father. به مقدسان در کولسی و برادران امین، در مسیح فیض و سلامتی از جانب پدر ما خداو عیسی مسیح خداوند بر شما باد. bible_en_fa Wherefore, my beloved, as ye have always obeyed, not as in my presence only, but now much more in my absence, work out your own salvation with fear and trembling. خدا و پدر خداوند خود عیسی مسیح راشکر می‌کنیم و پیوسته برای شما دعا می‌نماییم، bible_en_fa For it is God which worketh in you both to will and to do of his good pleasure. چونکه ایمان شما را در مسیح عیسی و محبتی را که با جمیع مقدسان می‌نمایید شنیدیم، bible_en_fa Do all things without murmurings and disputings: به‌سبب امیدی که بجهت شما در آسمان گذاشته شده است که خبر آن را در کلام راستی انجیل سابق شنیدید، bible_en_fa That ye may be blameless and harmless, the sons of God, without rebuke, in the midst of a crooked and perverse nation, among whom ye shine as lights in the world; که به شما وارد شد چنانکه درتمامی عالم نیز و میوه می‌آورد و نمو می‌کند، چنانکه در میان شما نیز از روزی که آن را شنیدیدو فیض خدا را در راستی دانسته‌اید. bible_en_fa Holding forth the word of life; that I may rejoice in the day of Christ, that I have not run in vain, neither laboured in vain. چنانکه ازاپفراس تعلیم یافتید که همخدمت عزیز ما وخادم امین مسیح برای شما است. bible_en_fa Yea, and if I be offered upon the sacrifice and service of your faith, I joy, and rejoice with you all. و او ما را نیز ازمحبت شما که در روح است خبر داد. bible_en_fa For the same cause also do ye joy, and rejoice with me. و از آن جهت ما نیز از روزی که این راشنیدیم، باز نمی ایستیم از دعا کردن برای شما ومسالت نمودن تا از کمال معرفت اراده او در هرحکمت و فهم روحانی پر شوید، bible_en_fa But I trust in the Lord Jesus to send Timotheus shortly unto you, that I also may be of good comfort, when I know your state. تا شما به طریق شایسته خداوند به‌کمال رضامندی رفتارنمایید و در هر عمل نیکو بار آورید و به معرفت کامل خدا نمو کنید، bible_en_fa For I have no man likeminded, who will naturally care for your state. و به اندازه توانایی جلال او به قوت تمام زورآور شوید تا صبر کامل وتحمل را با شادمانی داشته باشید؛ bible_en_fa For all seek their own, not the things which are Jesus Christ's. و پدر راشکر گزارید که ما را لایق بهره میراث مقدسان درنور گردانیده است، bible_en_fa But ye know the proof of him, that, as a son with the father, he hath served with me in the gospel. و ما را از قدرت ظلمت رهانیده، به ملکوت پسر محبت خود منتقل ساخت، bible_en_fa Him therefore I hope to send presently, so soon as I shall see how it will go with me. که در وی فدیه خود یعنی آمرزش گناهان خویش را یافته‌ایم. bible_en_fa But I trust in the Lord that I also myself shall come shortly. و او صورت خدای نادیده است، نخست زاده تمامی آفریدگان. bible_en_fa Yet I supposed it necessary to send to you Epaphroditus, my brother, and companion in labour, and fellowsoldier, but your messenger, and he that ministered to my wants. زیرا که در اوهمه‌چیز آفریده شد، آنچه در آسمان و آنچه برزمین است از چیزهای دیدنی و نادیدنی و تختهاو سلطنتها و ریاسات و قوات؛ همه بوسیله او وبرای او آفریده شد. bible_en_fa For he longed after you all, and was full of heaviness, because that ye had heard that he had been sick. و او قبل از همه است و دروی همه‌چیز قیام دارد. bible_en_fa For indeed he was sick nigh unto death: but God had mercy on him; and not on him only, but on me also, lest I should have sorrow upon sorrow. و او بدن یعنی کلیسا راسر است، زیرا که او ابتدا است و نخست زاده ازمردگان تا در همه‌چیز او مقدم شود. bible_en_fa I sent him therefore the more carefully, that, when ye see him again, ye may rejoice, and that I may be the less sorrowful. زیرا خدارضا بدین داد که تمامی پری در او ساکن شود، bible_en_fa Receive him therefore in the Lord with all gladness; and hold such in reputation: و اینکه بوساطت او همه‌چیز را با خودمصالحه دهد، چونکه به خون صلیب وی سلامتی را پدید آورد. بلی بوسیله او خواه آنچه بر زمین وخواه آنچه در آسمان است. bible_en_fa Because for the work of Christ he was nigh unto death, not regarding his life, to supply your lack of service toward me. و شما را که سابق از نیت دل در اعمال بد خویش اجنبی و دشمن بودید، بالفعل مصالحه داده است، bible_en_fa Finally, my brethren, rejoice in the Lord. To write the same things to you, to me indeed is not grievous, but for you it is safe. در بدن بشری خود بوسیله موت تا شما را در حضورخود مقدس و بی‌عیب و بی‌ملامت حاضر سازد، bible_en_fa Beware of dogs, beware of evil workers, beware of the concision. به شرطی که در ایمان بنیاد نهاده و قایم بمانیدو جنبش نخورید از امید انجیل که در آن تعلیم یافته‌اید و به تمامی خلقت زیر آسمان بدان موعظه شده است و من پولس خادم آن شده‌ام. bible_en_fa For we are the circumcision, which worship God in the spirit, and rejoice in Christ Jesus, and have no confidence in the flesh. الان از زحمتهای خود در راه شما شادی می‌کنم و نقصهای زحمات مسیح را در بدن خودبه‌کمال می‌رسانم برای بدن او که کلیسا است، bible_en_fa Though I might also have confidence in the flesh. If any other man thinketh that he hath whereof he might trust in the flesh, I more: که من خادم آن گشته‌ام برحسب نظارت خداکه به من برای شما سپرده شد تا کلام خدا را به‌کمال رسانم؛ bible_en_fa Circumcised the eighth day, of the stock of Israel, of the tribe of Benjamin, an Hebrew of the Hebrews; as touching the law, a Pharisee; یعنی آن سری که از دهرها وقرنها مخفی داشته شده بود، لیکن الحال به مقدسان او مکشوف گردید، bible_en_fa Concerning zeal, persecuting the church; touching the righteousness which is in the law, blameless. که خدا اراده نمودتا بشناساند که چیست دولت جلال این سر درمیان امت‌ها که آن مسیح در شما و امید جلال است. bible_en_fa But what things were gain to me, those I counted loss for Christ. و ما او را اعلان می‌نماییم، در حالتیکه هر شخص را تنبیه می‌کنیم و هر کس را به هرحکمت تعلیم می‌دهیم تا هرکس را کامل درمسیح عیسی حاضر سازیم.و برای این نیزمحنت می‌کشم و مجاهده می‌نمایم بحسب عمل او که در من به قوت عمل می‌کند. bible_en_fa Yea doubtless, and I count all things but loss for the excellency of the knowledge of Christ Jesus my Lord: for whom I have suffered the loss of all things, and do count them but dung, that I may win Christ, و برای این نیزمحنت می‌کشم و مجاهده می‌نمایم بحسب عمل او که در من به قوت عمل می‌کند. bible_en_fa And be found in him, not having mine own righteousness, which is of the law, but that which is through the faith of Christ, the righteousness which is of God by faith: زیرا می‌خواهم شما آگاه باشید که مرا چه نوع اجتهاد است برای شما و اهل لاودکیه و آنانی که صورت مرا در جسم ندیده‌اند، bible_en_fa That I may know him, and the power of his resurrection, and the fellowship of his sufferings, being made conformable unto his death; تا دلهای ایشان تسلی یابد و ایشان در محبت پیوند شده، به دولت یقین فهم تمام و به معرفت سر خدا برسند؛ bible_en_fa If by any means I might attain unto the resurrection of the dead. یعنی سر مسیح که در وی تمامی خزاین حکمت و علم مخفی است. bible_en_fa Not as though I had already attained, either were already perfect: but I follow after, if that I may apprehend that for which also I am apprehended of Christ Jesus. امااین را می‌گویم تا هیچ‌کس شما را به سخنان دلاویز اغوا نکند، bible_en_fa Brethren, I count not myself to have apprehended: but this one thing I do, forgetting those things which are behind, and reaching forth unto those things which are before, زیرا که هرچند در جسم غایبم لیکن در روح با شما بوده، شادی می‌کنم ونظم و استقامت ایمانتان را در مسیح نظاره می‌کنم. bible_en_fa I press toward the mark for the prize of the high calling of God in Christ Jesus. پس چنانکه مسیح عیسی خداوند راپذیرفتید، در وی رفتار نمایید، bible_en_fa Let us therefore, as many as be perfect, be thus minded: and if in any thing ye be otherwise minded, God shall reveal even this unto you. که در او ریشه کرده و بنا شده و در ایمان راسخ گشته‌اید، بطوری که تعلیم یافته‌اید و در آن شکرگزاری بسیارمی نمایید. bible_en_fa Nevertheless, whereto we have already attained, let us walk by the same rule, let us mind the same thing. باخبر باشید که کسی شما را نرباید به فلسفه و مکر باطل، برحسب تقلید مردم وبرحسب اصول دنیوی نه برحسب مسیح، bible_en_fa Brethren, be followers together of me, and mark them which walk so as ye have us for an ensample. که دروی از جهت جسم، تمامی پری الوهیت ساکن است. bible_en_fa (For many walk, of whom I have told you often, and now tell you even weeping, that they are the enemies of the cross of Christ: و شما در وی تکمیل شده‌اید که سرتمامی ریاست و قدرت است. bible_en_fa Whose end is destruction, whose God is their belly, and whose glory is in their shame, who mind earthly things.) و در وی مختون شده‌اید، به ختنه ناساخته به‌دست یعنی بیرون کردن بدن جسمانی، بوسیله اختتان مسیح. bible_en_fa For our conversation is in heaven; from whence also we look for the Saviour, the Lord Jesus Christ: و با وی در تعمید مدفون گشتید که در آن هم برخیزانیده شدید به ایمان بر عمل خدا که او را ازمردگان برخیزانید. bible_en_fa Who shall change our vile body, that it may be fashioned like unto his glorious body, according to the working whereby he is able even to subdue all things unto himself. و شما را که در خطایا ونامختونی جسم خود مرده بودید، با او زنده گردانید چونکه همه خطایای شما را آمرزید، bible_en_fa Therefore, my brethren dearly beloved and longed for, my joy and crown, so stand fast in the Lord, my dearly beloved. و آن دستخطی را که ضد ما و مشتمل برفرایض و به خلاف ما بود محو ساخت و آن را به صلیب خود میخ زده از میان برداشت. bible_en_fa I beseech Euodias, and beseech Syntyche, that they be of the same mind in the Lord. و ازخویشتن ریاسات و قوات را بیرون کرده، آنها راعلانیه آشکار نمود، چون در آن بر آنها ظفریافت. bible_en_fa And I intreat thee also, true yokefellow, help those women which laboured with me in the gospel, with Clement also, and with other my fellowlabourers, whose names are in the book of life. پس کسی درباره خوردن و نوشیدن ودرباره عید و هلال و سبت بر شما حکم نکند، bible_en_fa Rejoice in the Lord alway: and again I say, Rejoice. زیرا که اینها سایه چیزهای آینده است، لیکن بدن از آن مسیح است. bible_en_fa Let your moderation be known unto all men. The Lord is at hand. و کسی انعام شما رانرباید از رغبت به فروتنی و عبادت فرشتگان ومداخلت در اموری که دیده است که از ذهن جسمانی خود بی‌جا مغرور شده است؛ bible_en_fa Be careful for nothing; but in every thing by prayer and supplication with thanksgiving let your requests be made known unto God. و به‌سر متمسک نشده که از آن تمامی بدن به توسطمفاصل و بندها مدد یافته و با هم پیوند شده، نمومی کند به نموی که از خداست. bible_en_fa And the peace of God, which passeth all understanding, shall keep your hearts and minds through Christ Jesus. چونکه بامسیح از اصول دنیوی مردید، چگونه است که مثل زندگان در دنیا بر شما فرایض نهاده می‌شود؟ bible_en_fa Finally, brethren, whatsoever things are true, whatsoever things are honest, whatsoever things are just, whatsoever things are pure, whatsoever things are lovely, whatsoever things are of good report; if there be any virtue, and if there be any praise, think on these things. که لمس مکن و مچش بلکه دست مگذار! bible_en_fa Those things, which ye have both learned, and received, and heard, and seen in me, do: and the God of peace shall be with you. (که همه اینها محض استعمال فاسد می‌شود)برحسب تقالید و تعالیم مردم،که چنین چیزهاهرچند در عبادت نافله و فروتنی و آزار بدن صورت حکمت دارد، ولی فایده‌ای برای رفع تن پروری ندارد. bible_en_fa But I rejoiced in the Lord greatly, that now at the last your care of me hath flourished again; wherein ye were also careful, but ye lacked opportunity. که چنین چیزهاهرچند در عبادت نافله و فروتنی و آزار بدن صورت حکمت دارد، ولی فایده‌ای برای رفع تن پروری ندارد. bible_en_fa Not that I speak in respect of want: for I have learned, in whatsoever state I am, therewith to be content. پس چون با مسیح برخیزانیده شدید، آنچه را که در بالا است بطلبید در آنجایی که مسیح است، به‌دست راست خدا نشسته. bible_en_fa I know both how to be abased, and I know how to abound: every where and in all things I am instructed both to be full and to be hungry, both to abound and to suffer need. درآنچه بالا است تفکر کنید، نه در آنچه بر زمین است. bible_en_fa I can do all things through Christ which strengtheneth me. زیرا که مردید و زندگی شما با مسیح در خدا مخفی است. bible_en_fa Notwithstanding ye have well done, that ye did communicate with my affliction. چون مسیح که زندگی مااست ظاهر شود آنگاه شما هم با وی در جلال ظاهر خواهید شد. bible_en_fa Now ye Philippians know also, that in the beginning of the gospel, when I departed from Macedonia, no church communicated with me as concerning giving and receiving, but ye only. پس اعضای خود را که بر زمین است مقتول سازید، زنا و ناپاکی و هوی و هوس و شهوت قبیح و طمع که بت‌پرستی است bible_en_fa For even in Thessalonica ye sent once and again unto my necessity. که به‌سبب اینهاغضب خدا بر ابنای معصیت وارد می‌آید. bible_en_fa Not because I desire a gift: but I desire fruit that may abound to your account. که شما نیز سابق در اینها رفتار می‌کردید، هنگامی که در آنها زیست می‌نمودید. bible_en_fa But I have all, and abound: I am full, having received of Epaphroditus the things which were sent from you, an odour of a sweet smell, a sacrifice acceptable, wellpleasing to God. لیکن الحال شماهمه را ترک کنید، یعنی خشم و غیظ و بدخویی وبدگویی و فحش را از زبان خود. bible_en_fa But my God shall supply all your need according to his riches in glory by Christ Jesus. به یکدیگردروغ مگویید، چونکه انسانیت کهنه را با اعمالش از خود بیرون کرده‌اید، bible_en_fa Now unto God and our Father be glory for ever and ever. Amen. و تازه را پوشیده‌اید که به صورت خالق خویش تا به معرفت کامل، تازه می‌شود، bible_en_fa Salute every saint in Christ Jesus. The brethren which are with me greet you. که در آن نه یونانی است، نه یهود، نه ختنه، نه نامختونی، نه بربری، نه سکیتی، نه غلام و نه آزاد، بلکه مسیح همه و در همه است. bible_en_fa All the saints salute you, chiefly they that are of Caesar's household. پس مانند برگزیدگان مقدس و محبوب خدا احشای رحمت و مهربانی و تواضع و تحمل و حلم را بپوشید؛ bible_en_fa The grace of our Lord Jesus Christ be with you all. Amen. و متحمل یکدیگر شده، همدیگر را عفو کنید هرگاه بر دیگری ادعایی داشته باشید؛ چنانکه مسیح شما را آمرزید، شمانیز چنین کنید. bible_en_fa Paul, an apostle of Jesus Christ by the will of God, and Timotheus our brother, و بر این همه محبت را که کمربند کمال است بپوشید. bible_en_fa To the saints and faithful brethren in Christ which are at Colosse: Grace be unto you, and peace, from God our Father and the Lord Jesus Christ. و سلامتی خدا دردلهای شما مسلط باشد که به آن هم در یک بدن خوانده شده‌اید و شاکر باشید. bible_en_fa We give thanks to God and the Father of our Lord Jesus Christ, praying always for you, کلام مسیح درشما به دولتمندی و به‌کمال حکمت ساکن بشودو یکدیگر را تعلیم و نصیحت کنید به مزامیر وتسبیحات و سرودهای روحانی و با فیض در دلهای خود خدا را بسرایید. bible_en_fa Since we heard of your faith in Christ Jesus, and of the love which ye have to all the saints, و آنچه کنید درقول و فعل، همه را به نام عیسی خداوند بکنید وخدای پدر را بوسیله او شکر کنید. bible_en_fa For the hope which is laid up for you in heaven, whereof ye heard before in the word of the truth of the gospel; ‌ای زنان، شوهران خود را اطاعت نمایید، چنانکه در خداوند می‌شاید. bible_en_fa Which is come unto you, as it is in all the world; and bringeth forth fruit, as it doth also in you, since the day ye heard of it, and knew the grace of God in truth: ‌ای شوهران، زوجه های خود را محبت نمایید و با ایشان تلخی مکنید. bible_en_fa As ye also learned of Epaphras our dear fellowservant, who is for you a faithful minister of Christ; ‌ای فرزندان، والدین خود را در همه‌چیز اطاعت کنید زیرا که این پسندیده است درخداوند. bible_en_fa Who also declared unto us your love in the Spirit. ‌ای پدران، فرزندان خود را خشمگین مسازید، مبادا شکسته دل شوند. bible_en_fa For this cause we also, since the day we heard it, do not cease to pray for you, and to desire that ye might be filled with the knowledge of his will in all wisdom and spiritual understanding; ‌ای غلامان، آقایان جسمانی خود را در هر چیز اطاعت کنید، نه به خدمت حضور مثل جویندگان رضامندی مردم، بلکه به اخلاص قلب و از خداوند بترسید. bible_en_fa That ye might walk worthy of the Lord unto all pleasing, being fruitful in every good work, and increasing in the knowledge of God; و آنچه کنید، از دل کنید بخاطر خداوند نه به بخاطر انسان. bible_en_fa Strengthened with all might, according to his glorious power, unto all patience and longsuffering with joyfulness; چون می‌دانید که از خداوندمکافات میراث را خواهید یافت، چونکه مسیح خداوند را بندگی می‌کنید.زیرا هرکه ظلم کند، آن ظلمی را که کرد، خواهد یافت وظاهربینی نیست. bible_en_fa Giving thanks unto the Father, which hath made us meet to be partakers of the inheritance of the saints in light: زیرا هرکه ظلم کند، آن ظلمی را که کرد، خواهد یافت وظاهربینی نیست. bible_en_fa Who hath delivered us from the power of darkness, and hath translated us into the kingdom of his dear Son: ای آقایان، با غلامان خود عدل و انصاف رابه‌جا آرید، چونکه می‌دانید شما را نیزآقایی هست در آسمان. bible_en_fa In whom we have redemption through his blood, even the forgiveness of sins: در دعا مواظب باشید و در آن با شکرگزاری بیدار باشید. bible_en_fa Who is the image of the invisible God, the firstborn of every creature: و درباره ما نیز دعا کنید که خدا در کلام را به روی ما بگشاید تا سر مسیح را که بجهت آن در قید هم افتاده‌ام بگویم، bible_en_fa For by him were all things created, that are in heaven, and that are in earth, visible and invisible, whether they be thrones, or dominions, or principalities, or powers: all things were created by him, and for him: و آن رابطوری که می‌باید تکلم کنم و مبین سازم. bible_en_fa And he is before all things, and by him all things consist. زمان را دریافته، پیش اهل خارج به حکمت رفتار کنید. bible_en_fa And he is the head of the body, the church: who is the beginning, the firstborn from the dead; that in all things he might have the preeminence. گفتگوی شما همیشه با فیض باشد و اصلاح شده به نمک، تا بدانید هرکس را چگونه جواب باید داد. bible_en_fa For it pleased the Father that in him should all fulness dwell; تیخیکس، برادر عزیز و خادم امین وهمخدمت من در خداوند، از همه احوال من شمارا خواهد آگاهانید، bible_en_fa And, having made peace through the blood of his cross, by him to reconcile all things unto himself; by him, I say, whether they be things in earth, or things in heaven. که او را به همین جهت نزدشما فرستادم تا از حالات شما آگاه شود و دلهای شما را تسلی دهد، bible_en_fa And you, that were sometime alienated and enemies in your mind by wicked works, yet now hath he reconciled با انیسیمس، برادر امین وحبیب که از خود شماست، شما را از همه گزارش اینجا آگاه خواهند ساخت. bible_en_fa In the body of his flesh through death, to present you holy and unblameable and unreproveable in his sight: ارسترخس همزندان من شما را سلام می‌رساند، و مرقس عموزاده برنابا که درباره او حکم یافته‌اید، هرگاه نزد شما آید او را بپذیرید، bible_en_fa If ye continue in the faith grounded and settled, and be not moved away from the hope of the gospel, which ye have heard, and which was preached to every creature which is under heaven; whereof I Paul am made a minister; و یسوع، ملقب به یسطس که ایشان تنها از اهل ختنه برای ملکوت خدا همخدمت شده، باعث تسلی من گردیدند. bible_en_fa Who now rejoice in my sufferings for you, and fill up that which is behind of the afflictions of Christ in my flesh for his body's sake, which is the church: اپفراس به شما سلام می‌رساند که یکی از شماو غلام مسیح است و پیوسته برای شما دردعاهای خود جد و جهد می‌کند تا در تمامی اراده خدا کامل و متیقن شوید. bible_en_fa Whereof I am made a minister, according to the dispensation of God which is given to me for you, to fulfil the word of God; و برای اوگواهی می‌دهم که درباره شما و اهل لاودکیه واهل هیراپولس بسیار محنت می‌کشد. bible_en_fa Even the mystery which hath been hid from ages and from generations, but now is made manifest to his saints: و لوقای طبیب حبیب و دیماس به شما سلام می‌رسانند. bible_en_fa To whom God would make known what is the riches of the glory of this mystery among the Gentiles; which is Christ in you, the hope of glory: برادران در لاودکیه و نیمفاس و کلیسایی را که در خانه ایشان است سلام رسانید. bible_en_fa Whom we preach, warning every man, and teaching every man in all wisdom; that we may present every man perfect in Christ Jesus: و چون این رساله برای شما خوانده شد، مقرر دارید که در کلیسای لاودکیان نیز خوانده شود و رساله از لاودکیه را هم شما بخوانید.و به ارخپس گویید: «باخبر باش تا آن خدمتی را که در خداوند یافته‌ای به‌کمال رسانی.» bible_en_fa Whereunto I also labour, striving according to his working, which worketh in me mightily. و به ارخپس گویید: «باخبر باش تا آن خدمتی را که در خداوند یافته‌ای به‌کمال رسانی.» bible_en_fa For I would that ye knew what great conflict I have for you, and for them at Laodicea, and for as many as have not seen my face in the flesh; پولس و سلوانس و تیموتاوس، به کلیسای تسالونیکیان که در خدای پدر وعیسی مسیح خداوند می‌باشید.فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند با شما باد. bible_en_fa That their hearts might be comforted, being knit together in love, and unto all riches of the full assurance of understanding, to the acknowledgement of the mystery of God, and of the Father, and of Christ; پیوسته درباره جمیع شما خدا را شکرمی کنیم و دائم در دعاهای خود شما را ذکرمی نماییم، bible_en_fa In whom are hid all the treasures of wisdom and knowledge. چون اعمال ایمان شما و محنت محبت و صبر امید شما را در خداوند ما عیسی مسیح در حضور خدا و پدر خود یاد می‌کنیم. bible_en_fa And this I say, lest any man should beguile you with enticing words. زیرا که‌ای برادران و‌ای عزیزان خدا، ازبرگزیده شدن شما مطلع هستیم، bible_en_fa For though I be absent in the flesh, yet am I with you in the spirit, joying and beholding your order, and the stedfastness of your faith in Christ. زیرا که انجیل ما بر شما محض سخن وارد نشده، بلکه با قوت وروح‌القدس و یقین کامل، چنانکه می‌دانید که درمیان شما بخاطر شما چگونه مردمان شدیم. bible_en_fa As ye have therefore received Christ Jesus the Lord, so walk ye in him: وشما به ما و به خداوند اقتدا نمودید و کلام را درزحمت شدید، با خوشی روح‌القدس پذیرفتید، bible_en_fa Rooted and built up in him, and stablished in the faith, as ye have been taught, abounding therein with thanksgiving. به حدی که شما جمیع ایمانداران مکادونیه واخائیه را نمونه شدید، bible_en_fa Beware lest any man spoil you through philosophy and vain deceit, after the tradition of men, after the rudiments of the world, and not after Christ. بنوعی که از شما کلام خداوند نه فقط در مکادونیه و اخائیه نواخته شد، بلکه در هرجا ایمان شما به خدا شیوع یافت، بقسمی که احتیاج نیست که ما چیزی بگوییم، bible_en_fa For in him dwelleth all the fulness of the Godhead bodily. زیرا خود ایشان درباره ما خبر می‌دهند که چه قسم وارد به شما شدیم و به چه نوع شما از بتها به سوی خدا بازگشت کردید تا خدای حی حقیقی را بندگی نمایید،و تا پسر او را از آسمان انتظاربکشید که او را از مردگان برخیزانید، یعنی عیسی که ما را از غضب آینده می‌رهاند. bible_en_fa And ye are complete in him, which is the head of all principality and power: و تا پسر او را از آسمان انتظاربکشید که او را از مردگان برخیزانید، یعنی عیسی که ما را از غضب آینده می‌رهاند. bible_en_fa In whom also ye are circumcised with the circumcision made without hands, in putting off the body of the sins of the flesh by the circumcision of Christ: زیرا‌ای برادران، خود می‌دانید که ورود مادر میان شما باطل نبود. bible_en_fa Buried with him in baptism, wherein also ye are risen with him through the faith of the operation of God, who hath raised him from the dead. بلکه هرچند قبل از آن در فیلپی زحمت کشیده و بی‌احترامی دیده بودیم، چنانکه اطلاع دارید، لیکن در خدای خوددلیری کردیم تا انجیل خدا را با جد و جهد شدیدبه شما اعلام نماییم. bible_en_fa And you, being dead in your sins and the uncircumcision of your flesh, hath he quickened together with him, having forgiven you all trespasses; زیرا که نصیحت ما ازگمراهی و خباثت و ریا نیست، bible_en_fa Blotting out the handwriting of ordinances that was against us, which was contrary to us, and took it out of the way, nailing it to his cross; بلکه چنانکه مقبول خدا گشتیم که وکلای انجیل بشویم، همچنین سخن می‌گوییم و طالب رضامندی مردم نیستیم، بلکه رضامندی خدایی که دلهای ما رامی آزماید. bible_en_fa And having spoiled principalities and powers, he made a shew of them openly, triumphing over them in it. زیرا هرگز سخن تملق‌آمیز نگفتیم، چنانکه می‌دانید، و نه بهانه طمع کردیم، خداشاهد است؛ bible_en_fa Let no man therefore judge you in meat, or in drink, or in respect of an holyday, or of the new moon, or of the sabbath days: و نه بزرگی از خلق جستیم، نه ازشما و نه از دیگران، هرچند چون رسولان مسیح بودیم، می‌توانستیم سنگین باشیم. bible_en_fa Which are a shadow of things to come; but the body is of Christ. بلکه در میان شما به ملایمت بسر می‌بردیم، مثل دایه‌ای که اطفال خود را می‌پرورد. bible_en_fa Let no man beguile you of your reward in a voluntary humility and worshipping of angels, intruding into those things which he hath not seen, vainly puffed up by his fleshly mind, بدین طرز شایق شماشده، راضی می‌بودیم که نه همان انجیل خدا را به شما دهیم، بلکه جانهای خود را نیز از بس که عزیز ما بودید. bible_en_fa And not holding the Head, from which all the body by joints and bands having nourishment ministered, and knit together, increaseth with the increase of God. زانرو که‌ای برادران محنت ومشقت ما را یاد می‌دارید زیرا که شبانه‌روز درکار مشغول شده، به انجیل خدا شما راموعظه می‌کردیم که مبادا بر کسی از شما بارنهیم. bible_en_fa Wherefore if ye be dead with Christ from the rudiments of the world, why, as though living in the world, are ye subject to ordinances, شما شاهد هستید و خدا نیز که به چه نوع باقدوسیت و عدالت و بی‌عیبی نزد شما که ایماندارهستید رفتار نمودیم. bible_en_fa (Touch not; taste not; handle not; چنانکه می‌دانید که هریکی از شما را چون پدر، فرزندان خود رانصیحت و دلداری می‌نمودیم، bible_en_fa Which all are to perish with the using;) after the commandments and doctrines of men? و وصیت می‌کردیم که رفتار بکنید بطور شایسته خدایی که شما را به ملکوت و جلال خود می‌خواند. bible_en_fa Which things have indeed a shew of wisdom in will worship, and humility, and neglecting of the body; not in any honour to the satisfying of the flesh. و ازاینجهت ما نیز دائم خدا را شکر می‌کنیم که چون کلام خدا را که از ما شنیده بودید یافتید، آن راکلام انسانی نپذیرفتید، بلکه چنانکه فی الحقیقه است، کلام خدا که در شما که ایماندار هستیدعمل می‌کند. bible_en_fa If ye then be risen with Christ, seek those things which are above, where Christ sitteth on the right hand of God. زیرا که‌ای برادران، شما اقتدانمودید به کلیساهای خدا که در یهودیه در مسیح عیسی می‌باشند، زیرا که شما از قوم خود همان زحمات را کشیدید که ایشان نیز از یهود دیدند، bible_en_fa Set your affection on things above, not on things on the earth. که عیسی خداوند و انبیای خود را کشتند و برما جفا کردند؛ و ایشان ناپسند خدا هستند ومخالف جمیع مردم، bible_en_fa For ye are dead, and your life is hid with Christ in God. و ما را منع می‌کنند که به امت‌ها سخن بگوییم تا نجات یابند و همیشه گناهان خود را لبریز می‌کنند، اما منتهای غضب ایشان را فروگرفته است. bible_en_fa When Christ, who is our life, shall appear, then shall ye also appear with him in glory. لیکن ما‌ای برادران، چون بقدر ساعتی درظاهر نه در دل از شما مهجور شدیم، به اشتیاق بسیار زیادتر کوشیدیم تا روی شما را ببینیم. bible_en_fa Mortify therefore your members which are upon the earth; fornication, uncleanness, inordinate affection, evil concupiscence, and covetousness, which is idolatry: وبدین جهت یک دو دفعه خواستیم نزد شما بیاییم یعنی من، پولس، لیکن شیطان ما را نگذاشت. bible_en_fa For which things' sake the wrath of God cometh on the children of disobedience: زیرا که چیست امید و سرور و تاج فخر ما؟ مگر شما نیستید در حضور خداوند ما عیسی درهنگام ظهور او؟زیرا که شما جلال و خوشی ما هستید. bible_en_fa In the which ye also walked some time, when ye lived in them. زیرا که شما جلال و خوشی ما هستید. bible_en_fa But now ye also put off all these; anger, wrath, malice, blasphemy, filthy communication out of your mouth. پس چون دیگر شکیبایی نداشتیم، رضابدین دادیم که ما را در اتینا تنها واگذاردند. bible_en_fa Lie not one to another, seeing that ye have put off the old man with his deeds; و تیموتاوس را که برادر ما و خادم خدا درانجیل مسیح است، فرستادیم تا شما را استوارسازد و در خصوص ایمانتان شما را نصیحت کند. bible_en_fa And have put on the new man, which is renewed in knowledge after the image of him that created him: تا هیچ‌کس از این مصائب متزلزل نشود، زیراخود می‌دانید که برای همین مقرر شده‌ایم. bible_en_fa Where there is neither Greek nor Jew, circumcision nor uncircumcision, Barbarian, Scythian, bond nor free: but Christ is all, and in all. زیراهنگامی که نزد شما بودیم، شما را پیش خبردادیم که می‌باید زحمت بکشیم، چنانکه واقع شدو می‌دانید. bible_en_fa Put on therefore, as the elect of God, holy and beloved, bowels of mercies, kindness, humbleness of mind, meekness, longsuffering; لهذا من نیز چون شکیبایی نداشتم، فرستادم تا ایمان شما را تحقیق کنم مبادا که آن تجربه کننده، شما را تجربه کرده باشد و محنت ماباطل گردد. bible_en_fa Forbearing one another, and forgiving one another, if any man have a quarrel against any: even as Christ forgave you, so also do ye. اما الحال چون تیموتاوس از نزد شما به مارسید و مژده ایمان و محبت شما را به ما رسانید واینکه شما پیوسته ما را نیکو یاد می‌کنید و مشتاق ملاقات ما می‌باشید، چنانکه ما نیز شایق شماهستیم، bible_en_fa And above all these things put on charity, which is the bond of perfectness. لهذا‌ای برادران، در همه ضیق ومصیبتی که داریم، از شما به‌سبب ایمانتان تسلی یافتیم. bible_en_fa And let the peace of God rule in your hearts, to the which also ye are called in one body; and be ye thankful. چونکه الان زیست می‌کنیم، اگر شما درخداوند استوار هستید. bible_en_fa Let the word of Christ dwell in you richly in all wisdom; teaching and admonishing one another in psalms and hymns and spiritual songs, singing with grace in your hearts to the Lord. زیرا چه شکرگزاری به خدا توانیم نمود به‌سبب این همه خوشی‌ای که به حضور خدا درباره شما داریم؛ bible_en_fa And whatsoever ye do in word or deed, do all in the name of the Lord Jesus, giving thanks to God and the Father by him. که شبانه‌روزبی شمار دعا می‌کنیم تا شما را روبرو ملاقات کنیم و نقص ایمان شما را به‌کمال رسانیم. bible_en_fa Wives, submit yourselves unto your own husbands, as it is fit in the Lord. اماخود خدا یعنی پدر ما و خداوند ما عیسی مسیح راه ما را به سوی شما راست بیاورد. bible_en_fa Husbands, love your wives, and be not bitter against them. و خداوندشما را نمو دهد و درمحبت با یکدیگر و با همه افزونی بخشد، چنانکه ما شما را محبت می‌نماییم،تا دلهای شما را استوار سازد، بی‌عیب در قدوسیت، به حضور خدا و پدر ما درهنگام ظهور خداوند ما عیسی مسیح، با جمیع مقدسین خود. bible_en_fa Children, obey your parents in all things: for this is well pleasing unto the Lord. تا دلهای شما را استوار سازد، بی‌عیب در قدوسیت، به حضور خدا و پدر ما درهنگام ظهور خداوند ما عیسی مسیح، با جمیع مقدسین خود. bible_en_fa Fathers, provoke not your children to anger, lest they be discouraged. خلاصه‌ای برادران، از شما در عیسی خداوند استدعا و التماس می‌کنیم که چنانکه از ما یافته‌اید که به چه نوع باید رفتار کنیدو خدا را راضی سازید، به همانطور زیادتر ترقی نمایید. bible_en_fa Servants, obey in all things your masters according to the flesh; not with eyeservice, as menpleasers; but in singleness of heart, fearing God: زیرا می‌دانید چه احکام از جانب عیسی خداوند به شما دادیم. bible_en_fa And whatsoever ye do, do it heartily, as to the Lord, and not unto men; زیرا که این است اراده خدا یعنی قدوسیت شما تا از زنا بپرهیزید. bible_en_fa Knowing that of the Lord ye shall receive the reward of the inheritance: for ye serve the Lord Christ. تاهرکسی از شما بداند چگونه باید ظرف خویشتن را در قدوسیت و عزت دریابد، bible_en_fa But he that doeth wrong shall receive for the wrong which he hath done: and there is no respect of persons. و نه در هوس شهوت، مثل امت هایی که خدا را نمی شناسند. bible_en_fa Masters, give unto your servants that which is just and equal; knowing that ye also have a Master in heaven. و تا کسی در این امر دست تطاول یا طمع بر برادر خود دراز نکند، زیرا خداوند از تمامی چنین کارها انتقام کشنده است. bible_en_fa Continue in prayer, and watch in the same with thanksgiving; چنانکه سابق نیز به شما گفته و حکم کرده‌ایم، زیرا خدا ما را به ناپاکی نخوانده است، بلکه به قدوسیت. bible_en_fa Withal praying also for us, that God would open unto us a door of utterance, to speak the mystery of Christ, for which I am also in bonds: لهذا هرکه حقیر شمارد، انسان را حقیر نمی شمارد، بلکه خدا را که روح قدوس خود را به شما عطا کرده است. bible_en_fa That I may make it manifest, as I ought to speak. اما در خصوص محبت برادرانه، لازم نیست که به شما بنویسم، زیرا خود شما از خدا آموخته شده‌اید که یکدیگر را محبت نمایید؛ bible_en_fa Walk in wisdom toward them that are without, redeeming the time. و چنین هم می‌کنید با همه برادرانی که در تمام مکادونیه می‌باشند. لیکن‌ای برادران از شما التماس داریم که زیادتر ترقی کنید. bible_en_fa Let your speech be alway with grace, seasoned with salt, that ye may know how ye ought to answer every man. و حریص باشید در اینکه آرام شوید و به‌کارهای خود مشغول شده، به‌دستهای خویش کسب نمایید، چنانکه شما راحکم کردیم، bible_en_fa All my state shall Tychicus declare unto you, who is a beloved brother, and a faithful minister and fellowservant in the Lord: تا نزد آنانی که خارج‌اند بطورشایسته رفتار کنید و به هیچ‌چیز محتاج نباشید. bible_en_fa Whom I have sent unto you for the same purpose, that he might know your estate, and comfort your hearts; اما‌ای برادران نمی خواهیم شما از حالت خوابیدگان بی‌خبر باشید که مبادا مثل دیگران که امید ندارند، محزون شوید. bible_en_fa With Onesimus, a faithful and beloved brother, who is one of you. They shall make known unto you all things which are done here. زیرا اگر باورمی کنیم که عیسی مرد و برخاست، به همینطورنیز خدا آنانی را که در عیسی خوابیده‌اند با وی خواهد آورد. bible_en_fa Aristarchus my fellowprisoner saluteth you, and Marcus, sister's son to Barnabas, (touching whom ye received commandments: if he come unto you, receive him;) زیرا این را به شما از کلام خدامی گوییم که ما که زنده و تا آمدن خداوند باقی باشیم برخوابیدگان سبقت نخواهیم جست. bible_en_fa And Jesus, which is called Justus, who are of the circumcision. These only are my fellowworkers unto the kingdom of God, which have been a comfort unto me. زیرا خود خداوند با صدا و با آواز رئیس فرشتگان و با صور خدا از آسمان نازل خواهدشد و مردگان در مسیح اول خواهند برخاست. bible_en_fa Epaphras, who is one of you, a servant of Christ, saluteth you, always labouring fervently for you in prayers, that ye may stand perfect and complete in all the will of God. آنگاه ما که زنده و باقی باشیم، با ایشان در ابرهاربوده خواهیم شد تا خداوند را در هوا استقبال کنیم و همچنین همیشه با خداوند خواهیم بود.پس بدین سخنان همدیگر را تسلی دهید. bible_en_fa For I bear him record, that he hath a great zeal for you, and them that are in Laodicea, and them in Hierapolis. پس بدین سخنان همدیگر را تسلی دهید. bible_en_fa Luke, the beloved physician, and Demas, greet you. اما‌ای برادران در خصوص وقتها و زمانها، احتیاج ندارید که به شما بنویسم. bible_en_fa Salute the brethren which are in Laodicea, and Nymphas, and the church which is in his house. زیراخود شما به تحقیق آگاهید که روز خداوند چون دزد در شب می‌آید. bible_en_fa And when this epistle is read among you, cause that it be read also in the church of the Laodiceans; and that ye likewise read the epistle from Laodicea. زیرا هنگامی که می‌گویندسلامتی و امان است، آنگاه هلاکت ایشان راناگهان فرو خواهد گرفت، چون درد زه زن حامله را و هرگز رستگار نخواهند شد. bible_en_fa And say to Archippus, Take heed to the ministry which thou hast received in the Lord, that thou fulfil it. لیکن شما‌ای برادران در ظلمت نیستید تا آن روز چون دزد برشما آید، bible_en_fa The salutation by the hand of me Paul. Remember my bonds. Grace be with you. Amen. زیرا جمیع شما پسران نور و پسران روز هستید، از شب و ظلمت نیستیم. bible_en_fa Paul, and Silvanus, and Timotheus, unto the church of the Thessalonians which is in God the Father and in the Lord Jesus Christ: Grace be unto you, and peace, from God our Father, and the Lord Jesus Christ. بنابراین مثل دیگران به خواب نرویم بلکه بیدار و هشیارباشیم. bible_en_fa We give thanks to God always for you all, making mention of you in our prayers; زیرا خوابیدگان در شب می‌خوابند ومستان در شب مست می‌شوند. bible_en_fa Remembering without ceasing your work of faith, and labour of love, and patience of hope in our Lord Jesus Christ, in the sight of God and our Father; لیکن ما که ازروز هستیم، هشیار بوده، جوشن ایمان و محبت وخود امید نجات را بپوشیم. bible_en_fa Knowing, brethren beloved, your election of God. زیرا خدا ما را تعیین نکرد برای غضب بلکه بجهت تحصیل نجات، بوسیله خداوند ما عیسی مسیح، bible_en_fa For our gospel came not unto you in word only, but also in power, and in the Holy Ghost, and in much assurance; as ye know what manner of men we were among you for your sake. که برای مامرد تا خواه بیدار باشیم و خواه خوابیده، همراه وی زیست کنیم. bible_en_fa And ye became followers of us, and of the Lord, having received the word in much affliction, with joy of the Holy Ghost: پس همدیگر را تسلی دهیدو یکدیگر را بنا کنید، چنانکه هم می‌کنید. bible_en_fa So that ye were ensamples to all that believe in Macedonia and Achaia. اما‌ای برادران به شما التماس داریم که بشناسید آنانی را که در میان شما زحمت می‌کشند و پیشوایان شما در خداوند بوده، شمارا نصیحت می‌کنند. bible_en_fa For from you sounded out the word of the Lord not only in Macedonia and Achaia, but also in every place your faith to God-ward is spread abroad; so that we need not to speak any thing. و ایشان را در نهایت محبت، به‌سبب عملشان محترم دارید و بایکدیگر صلح کنید. bible_en_fa For they themselves shew of us what manner of entering in we had unto you, and how ye turned to God from idols to serve the living and true God; لیکن‌ای برادران، از شمااستدعا داریم که سرکشان را تنبیه نمایید وکوتاه دلان را دلداری دهید و ضعفا را حمایت کنید و با جمیع مردم تحمل کنید. bible_en_fa And to wait for his Son from heaven, whom he raised from the dead, even Jesus, which delivered us from the wrath to come. زنهار کسی با کسی به سزای بدی بدی نکند، بلکه دائم بایکدیگر و با جمیع مردم در‌پی نیکویی بکوشید. bible_en_fa For yourselves, brethren, know our entrance in unto you, that it was not in vain: پیوسته شادمان باشید. bible_en_fa But even after that we had suffered before, and were shamefully entreated, as ye know, at Philippi, we were bold in our God to speak unto you the gospel of God with much contention. همیشه دعا کنید. bible_en_fa For our exhortation was not of deceit, nor of uncleanness, nor in guile: در هر امری شاکر باشید که این است اراده خدادر حق شما در مسیح عیسی. bible_en_fa But as we were allowed of God to be put in trust with the gospel, even so we speak; not as pleasing men, but God, which trieth our hearts. روح را اطفامکنید. bible_en_fa For neither at any time used we flattering words, as ye know, nor a cloke of covetousness; God is witness: نبوتها را خوار مشمارید. bible_en_fa Nor of men sought we glory, neither of you, nor yet of others, when we might have been burdensome, as the apostles of Christ. همه‌چیزرا تحقیق کنید، و به آنچه نیکو است متمسک باشید. bible_en_fa But we were gentle among you, even as a nurse cherisheth her children: از هر نوع بدی احتراز نمایید. bible_en_fa So being affectionately desirous of you, we were willing to have imparted unto you, not the gospel of God only, but also our own souls, because ye were dear unto us. اما خود خدای سلامتی، شما را بالکل مقدس گرداناد و روح و نفس و بدن شما تمام بی‌عیب محفوظ باشد در وقت آمدن خداوند ماعیسی مسیح. bible_en_fa For ye remember, brethren, our labour and travail: for labouring night and day, because we would not be chargeable unto any of you, we preached unto you the gospel of God. امین است دعوت کننده شما که این را هم خواهد کرد. bible_en_fa Ye are witnesses, and God also, how holily and justly and unblameably we behaved ourselves among you that believe: ‌ای برادران، برای ما دعا کنید. bible_en_fa As ye know how we exhorted and comforted and charged every one of you, as a father doth his children, جمیع برادران را به بوسه مقدسانه تحیت نمایید.شمارا به خداوند قسم می‌دهم که این رساله برای جمیع برادران مقدس خوانده شود. bible_en_fa That ye would walk worthy of God, who hath called you unto his kingdom and glory. شمارا به خداوند قسم می‌دهم که این رساله برای جمیع برادران مقدس خوانده شود. bible_en_fa For this cause also thank we God without ceasing, because, when ye received the word of God which ye heard of us, ye received it not as the word of men, but as it is in truth, the word of God, which effectually worketh also in you that believe. پولس و سلوانس و تیموتاوس، به کلیسای تسالونیکیان که در خدای پدر ماو عیسی مسیح خداوند می‌باشید. bible_en_fa For ye, brethren, became followers of the churches of God which in Judaea are in Christ Jesus: for ye also have suffered like things of your own countrymen, even as they have of the Jews: فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا وعیسی مسیح خداوند بر شما باد. bible_en_fa Who both killed the Lord Jesus, and their own prophets, and have persecuted us; and they please not God, and are contrary to all men: ‌ای برادران می‌باید همیشه بجهت شما خدارا شکر کنیم، چنانکه سزاوار است، از آنجا که ایمان شما بغایت نمو می‌کند و محبت هر یکی ازشما جمیع با همدیگر می‌افزاید، bible_en_fa Forbidding us to speak to the Gentiles that they might be saved, to fill up their sins alway: for the wrath is come upon them to the uttermost. بحدی که خود ما در خصوص شما در کلیساهای خدا فخرمی کنیم به‌سبب صبر و ایمانتان در همه مصایب شما و عذابهایی که متحمل آنها می‌شوید، bible_en_fa But we, brethren, being taken from you for a short time in presence, not in heart, endeavoured the more abundantly to see your face with great desire. که دلیل است بر داوری عادل خدا تا شما مستحق ملکوت خدا بشوید که برای آن هم زحمت می‌کشید. bible_en_fa Wherefore we would have come unto you, even I Paul, once and again; but Satan hindered us. زیرا که این انصاف است نزد خدا که عذاب کنندگان شما را عذاب دهد. bible_en_fa For what is our hope, or joy, or crown of rejoicing? Are not even ye in the presence of our Lord Jesus Christ at his coming? و شما را که عذاب می‌کشید، با ما راحت بخشد در هنگامی که عیسی خداوند از آسمان با فرشتگان قوت خودظهور خواهد نمود bible_en_fa For ye are our glory and joy. در آتش مشتعل و انتقام خواهد کشید از آنانی که خدا را نمی شناسند وانجیل خداوند ما عیسی مسیح را اطاعت نمی کنند، bible_en_fa Wherefore when we could no longer forbear, we thought it good to be left at Athens alone; که ایشان به قصاص هلاکت جاودانی خواهند رسید از حضور خداوند و جلال قوت او bible_en_fa And sent Timotheus, our brother, and minister of God, and our fellowlabourer in the gospel of Christ, to establish you, and to comfort you concerning your faith: هنگامی که آید تا در مقدسان خود جلال یابدو در همه ایمانداران از او تعجب کنند در آن روز، زیرا که شما شهادت ما را تصدیق کردید. bible_en_fa That no man should be moved by these afflictions: for yourselves know that we are appointed thereunto. و برای این هم پیوسته بجهت شما دعامی کنیم که خدای ما شما را مستحق این دعوت شمارد و تمام مسرت نیکویی و عمل ایمان را باقوت کامل گرداند،تا نام خداوند ما عیسی مسیح در شما تمجید یابد و شما در وی بحسب فیض خدای ما و عیسی مسیح خداوند. bible_en_fa For verily, when we were with you, we told you before that we should suffer tribulation; even as it came to pass, and ye know. تا نام خداوند ما عیسی مسیح در شما تمجید یابد و شما در وی بحسب فیض خدای ما و عیسی مسیح خداوند. bible_en_fa For this cause, when I could no longer forbear, I sent to know your faith, lest by some means the tempter have tempted you, and our labour be in vain. اما‌ای برادران، از شما استدعا می‌کنیم درباره آمدن خداوند ما عیسی مسیح وجمع شدن ما به نزد او، bible_en_fa But now when Timotheus came from you unto us, and brought us good tidings of your faith and charity, and that ye have good remembrance of us always, desiring greatly to see us, as we also to see you: که شما از هوش خودبزودی متزلزل نشوید و مضطرب نگردید، نه ازروح و نه از کلام و نه از رساله‌ای که گویا از ماباشد، بدین مضمون که روز مسیح رسیده است. bible_en_fa Therefore, brethren, we were comforted over you in all our affliction and distress by your faith: زنهار کسی به هیچ وجه شما را نفریبد، زیرا که تاآن ارتداد، اول واقع نشود و آن مرد شریر یعنی فرزند هلاکت ظاهر نگردد، آن روز نخواهد آمد؛ bible_en_fa For now we live, if ye stand fast in the Lord. که او مخالفت می‌کند و خود را بلندتر می‌سازداز هر‌چه به خدا یا به معبود مسمی شود، بحدی که مثل خدا در هیکل خدا نشسته، خود را می نماید که خداست. bible_en_fa For what thanks can we render to God again for you, for all the joy wherewith we joy for your sakes before our God; آیا یاد نمی کنید که هنگامی که هنوز نزد شمامی بودم، این را به شما می‌گفتم؟ bible_en_fa Night and day praying exceedingly that we might see your face, and might perfect that which is lacking in your faith? و الان آنچه راکه مانع است می‌دانید تا او در زمان خود ظاهربشود. bible_en_fa Now God himself and our Father, and our Lord Jesus Christ, direct our way unto you. زیرا که آن سر بی‌دینی الان عمل می‌کندفقط تا وقتی که آنکه تا به حال مانع است از میان برداشته شود. bible_en_fa And the Lord make you to increase and abound in love one toward another, and toward all men, even as we do toward you: آنگاه آن بی‌دین ظاهر خواهد شدکه عیسی خداوند او را به نفس دهان خود هلاک خواهد کرد و به تجلی ظهور خویش، او را نابودخواهد ساخت؛ bible_en_fa To the end he may stablish your hearts unblameable in holiness before God, even our Father, at the coming of our Lord Jesus Christ with all his saints. که ظهور او بعمل شیطان است با هر نوع قوت و آیات و عجایب دروغ bible_en_fa Furthermore then we beseech you, brethren, and exhort you by the Lord Jesus, that as ye have received of us how ye ought to walk and to please God, so ye would abound more and more. و به هرقسم فریب ناراستی برای هالکین، از آنجا که محبت راستی را نپذیرفتند تا نجات یابند. bible_en_fa For ye know what commandments we gave you by the Lord Jesus. وبدین جهت خدا به ایشان عمل گمراهی می‌فرستد تا دروغ را باور کنند bible_en_fa For this is the will of God, even your sanctification, that ye should abstain from fornication: و تا فتوایی شود بر همه کسانی که راستی را باور نکردند بلکه به ناراستی شاد شدند. bible_en_fa That every one of you should know how to possess his vessel in sanctification and honour; اما‌ای برادران و‌ای عزیزان خداوند، می‌باید ما همیشه برای شما خدا را شکر نماییم که از ابتدا خدا شما را برگزید برای نجات به تقدیس روح و ایمان به راستی. bible_en_fa Not in the lust of concupiscence, even as the Gentiles which know not God: و برای آن شمارا دعوت کرد بوسیله بشارت ما برای تحصیل جلال خداوند ما عیسی مسیح. bible_en_fa That no man go beyond and defraud his brother in any matter: because that the Lord is the avenger of all such, as we also have forewarned you and testified. پس‌ای برادران، استوار باشید و آن روایات را که خواه ازکلام و خواه از رساله ما آموخته‌اید، نگاه دارید. bible_en_fa For God hath not called us unto uncleanness, but unto holiness. و خود خداوند ما عیسی مسیح و خدا و پدر ماکه ما را محبت نمود و تسلی ابدی و امید نیکو رابه فیض خود به ما بخشید،دلهای شما راتسلی عطا کناد و شما را در هر فعل و قول نیکواستوار گرداناد. bible_en_fa He therefore that despiseth, despiseth not man, but God, who hath also given unto us his holy Spirit. دلهای شما راتسلی عطا کناد و شما را در هر فعل و قول نیکواستوار گرداناد. bible_en_fa But as touching brotherly love ye need not that I write unto you: for ye yourselves are taught of God to love one another. خلاصه‌ای برادران، برای ما دعا کنید تاکلام خداوند جاری شود و جلال یابدچنانکه در میان شما نیز؛ bible_en_fa And indeed ye do it toward all the brethren which are in all Macedonia: but we beseech you, brethren, that ye increase more and more; و تا از مردم ناشایسته شریر برهیم زیرا که همه را ایمان نیست. bible_en_fa And that ye study to be quiet, and to do your own business, and to work with your own hands, as we commanded you; اما امین است آن خداوندی که شما را استوار و از شریرمحفوظ خواهد ساخت. bible_en_fa That ye may walk honestly toward them that are without, and that ye may have lack of nothing. اما بر شما در خداونداعتماد داریم که آنچه به شما امر کنیم، بعمل می‌آورید و نیز خواهید آورد. bible_en_fa But I would not have you to be ignorant, brethren, concerning them which are asleep, that ye sorrow not, even as others which have no hope. و خداوند دلهای شما را به محبت خدا و به صبر مسیح هدایت کناد. bible_en_fa For if we believe that Jesus died and rose again, even so them also which sleep in Jesus will God bring with him. ولی‌ای برادران، شما را به نام خداوند خودعیسی مسیح حکم می‌کنیم که از هر برادری که بی‌نظم رفتار می‌کند و نه برحسب آن قانونی که ازما یافته‌اید، اجتناب نمایید. bible_en_fa For this we say unto you by the word of the Lord, that we which are alive and remain unto the coming of the Lord shall not prevent them which are asleep. زیرا خود آگاه هستید که به چه قسم به ما اقتدا می‌باید نمود، چونکه در میان شما بی‌نظم رفتار نکردیم، bible_en_fa For the Lord himself shall descend from heaven with a shout, with the voice of the archangel, and with the trump of God: and the dead in Christ shall rise first: و نان هیچ‌کس را مفت نخوردیم بلکه به محنت ومشقت شبانه‌روز به‌کار مشغول می‌بودیم تا براحدی از شما بار ننهیم. bible_en_fa Then we which are alive and remain shall be caught up together with them in the clouds, to meet the Lord in the air: and so shall we ever be with the Lord. نه آنکه اختیار نداریم بلکه تا خود را نمونه برای شما سازیم تا به ما اقتدانمایید. bible_en_fa Wherefore comfort one another with these words. زیرا هنگامی که نزد شما هم می‌بودیم، این را به شما امر فرمودیم که اگر کسی خواهد کارنکند، خوراک هم نخورد. bible_en_fa But of the times and the seasons, brethren, ye have no need that I write unto you. زیرا شنیدیم که بعضی در میان شما بی‌نظم رفتار می‌کنند که کاری نمی کنند بلکه فضول هستند. bible_en_fa For yourselves know perfectly that the day of the Lord so cometh as a thief in the night. اما چنین اشخاص را در خداوند ما عیسی مسیح حکم ونصیحت می‌کنیم که به آرامی کار کرده، نان خود را بخورند. bible_en_fa For when they shall say, Peace and safety; then sudden destruction cometh upon them, as travail upon a woman with child; and they shall not escape. اما شما‌ای برادران از نیکوکاری خسته خاطر مشوید. bible_en_fa But ye, brethren, are not in darkness, that that day should overtake you as a thief. ولی اگر کسی سخن ما رادر این رساله اطاعت نکند، بر او نشانه گذارید و باوی معاشرت مکنید تا شرمنده شود. bible_en_fa Ye are all the children of light, and the children of the day: we are not of the night, nor of darkness. اما او رادشمن مشمارید بلکه چون برادر او را تنبیه کنید. bible_en_fa Therefore let us not sleep, as do others; but let us watch and be sober. اما خود خداوند سلامتی شما را پیوسته درهر صورت، سلامتی عطا کناد و خداوند با همگی شما باد.تحیت به‌دست من پولس که علامت در هر رساله است بدینطور می‌نویسم: bible_en_fa For they that sleep sleep in the night; and they that be drunken are drunken in the night. تحیت به‌دست من پولس که علامت در هر رساله است بدینطور می‌نویسم: bible_en_fa But let us, who are of the day, be sober, putting on the breastplate of faith and love; and for an helmet, the hope of salvation. پولس، رسول عیسی مسیح به حکم نجات‌دهنده ما خدا و مسیح عیسی خداوند که امید ما است، bible_en_fa For God hath not appointed us to wrath, but to obtain salvation by our Lord Jesus Christ, به فرزند حقیقی خود در ایمان، تیموتاوس.فیض و رحم و سلامتی از جانب خدای پدر وخداوند ما مسیح عیسی بر تو باد. bible_en_fa Who died for us, that, whether we wake or sleep, we should live together with him. چنانکه هنگامی که عازم مکادونیه بودم، به شما التماس نمودم که در افسس بمانی تا بعضی را امر کنی که تعلیمی دیگر ندهند، bible_en_fa Wherefore comfort yourselves together, and edify one another, even as also ye do. و افسانه‌ها ونسب نامه های نامتناهی را اصغا ننمایند که اینهامباحثات را نه آن تعمیر الهی را که در ایمان است پدید می‌آورد. bible_en_fa And we beseech you, brethren, to know them which labour among you, and are over you in the Lord, and admonish you; اما غایت حکم، محبت است ازدل پاک و ضمیر صالح و ایمان بی‌ریا. bible_en_fa And to esteem them very highly in love for their work's sake. And be at peace among yourselves. که از این امور بعضی منحرف گشته به بیهوده‌گویی توجه نموده‌اند، bible_en_fa Now we exhort you, brethren, warn them that are unruly, comfort the feebleminded, support the weak, be patient toward all men. و می‌خواهند معلمان شریعت بشوندو حال آنکه نمی فهمند آنچه می‌گویند و نه آنچه به تاکید اظهار می‌نمایند. bible_en_fa See that none render evil for evil unto any man; but ever follow that which is good, both among yourselves, and to all men. لیکن می‌دانیم که شریعت نیکو است اگرکسی آن را برحسب شریعت بکار برد. bible_en_fa Rejoice evermore. و این بداند که شریعت بجهت عادل موضوع نمی شود، بلکه برای سرکشان و طاغیان و بی‌دینان وگناهکاران و ناپاکان و حرامکاران و قاتلان پدر و قاتلان مادر و قاتلان مردم bible_en_fa Pray without ceasing. و زانیان و لواطان ومردم دزدان و دروغ‌گویان و قسم دروغ خوران وبرای هر عمل دیگری که برخلاف تعلیم صحیح باشد، bible_en_fa In every thing give thanks: for this is the will of God in Christ Jesus concerning you. برحسب انجیل جلال خدای متبارک که به من سپرده شده است. bible_en_fa Quench not the Spirit. و شکر می‌کنم خداوند خود مسیح عیسی را که مرا تقویت داد، چونکه امین شمرده، به این خدمتم ممتاز فرمود، bible_en_fa Despise not prophesyings. که سابق کفرگو و مضر وسقطگو بودم، لیکن رحم یافتم از آنرو که ازجهالت در بی‌ایمانی کردم. bible_en_fa Prove all things; hold fast that which is good. اما فیض خداوندما بی‌نهایت افزود با‌ایمان و محبتی که در مسیح عیسی است. bible_en_fa Abstain from all appearance of evil. این سخن امین است و لایق قبول تام که مسیح عیسی به‌دنیا آمد تا گناهکاران را نجات‌بخشد که من بزرگترین آنها هستم. bible_en_fa And the very God of peace sanctify you wholly; and I pray God your whole spirit and soul and body be preserved blameless unto the coming of our Lord Jesus Christ. بلکه از این جهت بر من رحم شد تا اول درمن، مسیح عیسی کمال حلم را ظاهر سازد تا آنانی را که بجهت حیات جاودانی به وی ایمان خواهند‌آورد، نمونه باشم. bible_en_fa Faithful is he that calleth you, who also will do it. باری پادشاه سرمدی و باقی ونادیده را، خدای حکیم وحید را اکرام و جلال تاابدالاباد باد. آمین. bible_en_fa Brethren, pray for us. ‌ای فرزند تیموتاوس، این وصیت را به تو می سپارم برحسب نبوتهایی که سابق بر تو شد تادر آنها جنگ نیکو کنی، bible_en_fa Greet all the brethren with an holy kiss. و ایمان و ضمیرصالح را نگاه داری که بعضی این را از خود دورانداخته، مر ایمان را شکسته کشتی شدند.که از آن جمله هیمیناوس و اسکندر می‌باشند که ایشان را به شیطان سپردم تا تادیب شده، دیگرکفر نگویند. bible_en_fa I charge you by the Lord that this epistle be read unto all the holy brethren. که از آن جمله هیمیناوس و اسکندر می‌باشند که ایشان را به شیطان سپردم تا تادیب شده، دیگرکفر نگویند. bible_en_fa The grace of our Lord Jesus Christ be with you. Amen. پس از همه‌چیز اول، سفارش می‌کنم که صلوات و دعاها و مناجات و شکرها رابرای جمیع مردم به‌جا آورند؛ bible_en_fa Paul, and Silvanus, and Timotheus, unto the church of the Thessalonians in God our Father and the Lord Jesus Christ: بجهت پادشاهان و جمیع صاحبان منصب تا به آرامی و استراحت و با کمال دینداری و وقار، عمر خود را بسر بریم. bible_en_fa Grace unto you, and peace, from God our Father and the Lord Jesus Christ. زیرا که این نیکو و پسندیده است، در حضورنجات‌دهنده ما خدا bible_en_fa We are bound to thank God always for you, brethren, as it is meet, because that your faith groweth exceedingly, and the charity of every one of you all toward each other aboundeth; که می‌خواهد جمیع مردم نجات یابند و به معرفت راستی گرایند. bible_en_fa So that we ourselves glory in you in the churches of God for your patience and faith in all your persecutions and tribulations that ye endure: زیراخدا واحد است و در میان خدا و انسان یک متوسطی است یعنی انسانی که مسیح عیسی باشد، bible_en_fa Which is a manifest token of the righteous judgment of God, that ye may be counted worthy of the kingdom of God, for which ye also suffer: که خود را در راه همه فدا داد، شهادتی درزمان معین. bible_en_fa Seeing it is a righteous thing with God to recompense tribulation to them that trouble you; و برای این، من واعظ و رسول ومعلم امتها در ایمان و راستی مقرر شدم. در مسیح راست می‌گویم و دروغ نی. bible_en_fa And to you who are troubled rest with us, when the Lord Jesus shall be revealed from heaven with his mighty angels, پس آرزوی این دارم که مردان، دست های مقدس را بدون غیظ و جدال برافراخته، در هر جادعا کنند. bible_en_fa In flaming fire taking vengeance on them that know not God, and that obey not the gospel of our Lord Jesus Christ: و همچنین زنان خویشتن را بیارایند به لباس مزین به حیا و پرهیز نه به زلفها و طلا ومروارید و رخت گرانبها؛ bible_en_fa Who shall be punished with everlasting destruction from the presence of the Lord, and from the glory of his power; بلکه چنانکه زنانی رامی شاید که دعوای دینداری می‌کنند به اعمال صالحه. bible_en_fa When he shall come to be glorified in his saints, and to be admired in all them that believe (because our testimony among you was believed) in that day. زن با سکوت، به‌کمال اطاعت تعلیم گیرد. bible_en_fa Wherefore also we pray always for you, that our God would count you worthy of this calling, and fulfil all the good pleasure of his goodness, and the work of faith with power: و زن را اجازت نمی دهم که تعلیم دهد یابر شوهر مسلط شود بلکه در سکوت بماند. bible_en_fa That the name of our Lord Jesus Christ may be glorified in you, and ye in him, according to the grace of our God and the Lord Jesus Christ. زیرا که آدم اول ساخته شد و بعد حوا. bible_en_fa Now we beseech you, brethren, by the coming of our Lord Jesus Christ, and by our gathering together unto him, وآدم فریب نخورد بلکه زن فریب خورده، درتقصیر گرفتار شد.اما به زاییدن رستگارخواهد شد، اگر در ایمان و محبت و قدوسیت وتقوا ثابت بمانند. bible_en_fa That ye be not soon shaken in mind, or be troubled, neither by spirit, nor by word, nor by letter as from us, as that the day of Christ is at hand. اما به زاییدن رستگارخواهد شد، اگر در ایمان و محبت و قدوسیت وتقوا ثابت بمانند. bible_en_fa Let no man deceive you by any means: for that day shall not come, except there come a falling away first, and that man of sin be revealed, the son of perdition; این سخن امین است که اگر کسی منصب اسقفی را بخواهد، کار نیکو می‌طلبد. bible_en_fa Who opposeth and exalteth himself above all that is called God, or that is worshipped; so that he as God sitteth in the temple of God, shewing himself that he is God. پس اسقف باید بی‌ملامت و صاحب یک زن و هشیارو خردمند و صاحب نظام و مهمان‌نواز و راغب به تعلیم باشد؛ bible_en_fa Remember ye not, that, when I was yet with you, I told you these things? نه میگسار یا زننده یا طماع سودقبیح بلکه حلیم و نه جنگجو و نه زرپرست. bible_en_fa And now ye know what withholdeth that he might be revealed in his time. مدبر اهل خانه خود، به نیکویی و فرزندان خویش را در کمال وقار مطیع گرداند، bible_en_fa For the mystery of iniquity doth already work: only he who now letteth will let, until he be taken out of the way. زیراهرگاه کسی نداند که اهل خانه خود را تدبیر کند، چگونه کلیسای خدا را نگاهبانی می‌نماید؟ bible_en_fa And then shall that Wicked be revealed, whom the Lord shall consume with the spirit of his mouth, and shall destroy with the brightness of his coming: و نه جدیدالایمان که مبادا غرور کرده، به حکم ابلیس بیفتد. bible_en_fa Even him, whose coming is after the working of Satan with all power and signs and lying wonders, اما لازم است که نزد آنانی که خارجند هم نیک نام باشد که مبادا در رسوایی و دام ابلیس گرفتار شود. bible_en_fa And with all deceivableness of unrighteousness in them that perish; because they received not the love of the truth, that they might be saved. همچنین شماسان باوقار باشند، نه دو زبان ونه راغب به شراب زیاده و نه طماع سود قبیح؛ bible_en_fa And for this cause God shall send them strong delusion, that they should believe a lie: دارندگان سر ایمان در ضمیر پاک. bible_en_fa That they all might be damned who believed not the truth, but had pleasure in unrighteousness. اما بایداول ایشان آزموده شوند و چون بی‌عیب یافت شدند، کار شماسی را بکنند. bible_en_fa But we are bound to give thanks alway to God for you, brethren beloved of the Lord, because God hath from the beginning chosen you to salvation through sanctification of the Spirit and belief of the truth: و به همینطورزنان نیز باید باوقار باشند و نه غیبت‌گو بلکه هشیارو در هر امری امین. bible_en_fa Whereunto he called you by our gospel, to the obtaining of the glory of our Lord Jesus Christ. و شماسان صاحب یک زن باشند و فرزندان و اهل خانه خویش را نیکو تدبیرنمایند، bible_en_fa Therefore, brethren, stand fast, and hold the traditions which ye have been taught, whether by word, or our epistle. زیرا آنانی که کار شماسی را نیکو کرده باشند، درجه خوب برای خویشتن تحصیل می‌کنند و جلادت کامل در ایمانی که به مسیح عیسی است. bible_en_fa Now our Lord Jesus Christ himself, and God, even our Father, which hath loved us, and hath given us everlasting consolation and good hope through grace, این به تو می‌نویسم به امید آنکه به زودی نزد تو آیم. bible_en_fa Comfort your hearts, and stablish you in every good word and work. لیکن اگر تاخیر اندازم، تا بدانی که چگونه باید در خانه خدا رفتار کنی که کلیسای خدای حی و ستون و بنیاد راستی است.وبالاجماع سر دینداری عظیم است که خدا درجسم ظاهر شد و در روح، تصدیق کرده شد و به فرشتگان، مشهود گردید و به امتها موعظه کرده ودر دنیا ایمان آورده و به جلال بالا برده شد. bible_en_fa Finally, brethren, pray for us, that the word of the Lord may have free course, and be glorified, even as it is with you: وبالاجماع سر دینداری عظیم است که خدا درجسم ظاهر شد و در روح، تصدیق کرده شد و به فرشتگان، مشهود گردید و به امتها موعظه کرده ودر دنیا ایمان آورده و به جلال بالا برده شد. bible_en_fa And that we may be delivered from unreasonable and wicked men: for all men have not faith. و لیکن روح صریح می‌گوید که در زمان آخر بعضی از ایمان برگشته، به ارواح مضل و تعالیم شیاطین اصغا خواهند نمود، bible_en_fa But the Lord is faithful, who shall stablish you, and keep you from evil. به ریاکاری دروغگویان که ضمایر خود را داغ کرده‌اند؛ bible_en_fa And we have confidence in the Lord touching you, that ye both do and will do the things which we command you. که از مزاوجت منع می‌کنند و حکم می‌نمایند به احتراز از خوراک هایی که خدا آفریدبرای مومنین و عارفین حق تا آنها را به شکرگزاری بخورند. bible_en_fa And the Lord direct your hearts into the love of God, and into the patient waiting for Christ. زیرا که هر مخلوق خدا نیکو است وهیچ‌چیز را رد نباید کرد، اگر به شکرگزاری پذیرند، bible_en_fa Now we command you, brethren, in the name of our Lord Jesus Christ, that ye withdraw yourselves from every brother that walketh disorderly, and not after the tradition which he received of us. زیرا که از کلام خدا و دعا تقدیس می‌شود. bible_en_fa For yourselves know how ye ought to follow us: for we behaved not ourselves disorderly among you; اگر این امور را به برادران بسپاری، خادم نیکوی مسیح عیسی خواهی بود، تربیت یافته درکلام ایمان و تعلیم خوب که پیروی آن راکرده‌ای. bible_en_fa Neither did we eat any man's bread for nought; but wrought with labour and travail night and day, that we might not be chargeable to any of you: لیکن از افسانه های حرام عجوزهااحتراز نما و در دینداری ریاضت بکش. bible_en_fa Not because we have not power, but to make ourselves an ensample unto you to follow us. که ریاضت بدنی اندک فایده‌ای دارد، لیکن دینداری برای هر چیز مفید است که وعده زندگی حال وآینده را دارد. bible_en_fa For even when we were with you, this we commanded you, that if any would not work, neither should he eat. این سخن امین است و لایق قبول تام، bible_en_fa For we hear that there are some which walk among you disorderly, working not at all, but are busybodies. زیراکه برای این زحمت و بی‌احترامی می‌کشیم، زیراامید داریم به خدای زنده که جمیع مردمان علی الخصوص مومنین را نجات‌دهنده است. bible_en_fa Now them that are such we command and exhort by our Lord Jesus Christ, that with quietness they work, and eat their own bread. این امور را حکم و تعلیم فرما. bible_en_fa But ye, brethren, be not weary in well doing. هیچ‌کس جوانی تو را حقیر نشمارد، بلکه مومنین را درکلام و سیرت و محبت و ایمان و عصمت، نمونه باش. bible_en_fa And if any man obey not our word by this epistle, note that man, and have no company with him, that he may be ashamed. تا مادامی که نه آیم، خود را به قرائت ونصیحت و تعلیم بسپار. bible_en_fa Yet count him not as an enemy, but admonish him as a brother. زنهار از آن کرامتی که در تو است که بوسیله نبوت با نهادن دستهای کشیشان به تو داده شد، بی‌اعتنایی منما. bible_en_fa Now the Lord of peace himself give you peace always by all means. The Lord be with you all. در این امور تامل نما و در اینها راسخ باش تا ترقی تو برهمه ظاهر شود.خویشتن را و تعلیم را احتیاطکن و در این امور قائم باش که هرگاه چنین کنی، خویشتن را و شنوندگان خویش را نیز نجات خواهی داد. bible_en_fa The salutation of Paul with mine own hand, which is the token in every epistle: so I write. خویشتن را و تعلیم را احتیاطکن و در این امور قائم باش که هرگاه چنین کنی، خویشتن را و شنوندگان خویش را نیز نجات خواهی داد. bible_en_fa The grace of our Lord Jesus Christ be with you all. Amen. مرد پیر را توبیخ منما بلکه چون پدر او رانصیحت کن، و جوانان را چون برادران؛ bible_en_fa Paul, an apostle of Jesus Christ by the commandment of God our Saviour, and Lord Jesus Christ, which is our hope; زنان پیر را چون مادران؛ و زنان جوان را مثل خواهران با کمال عفت؛ bible_en_fa Unto Timothy, my own son in the faith: Grace, mercy, and peace, from God our Father and Jesus Christ our Lord. بیوه‌زنان را اگرفی الحقیقت بیوه باشند، محترم دار. bible_en_fa As I besought thee to abide still at Ephesus, when I went into Macedonia, that thou mightest charge some that they teach no other doctrine, اما اگربیوه‌زنی فرزندان یا نواده‌ها دارد، آموخته بشوندکه خانه خود را با دینداری نگاه دارند و حقوق اجداد خود را ادا کنند که این در حضور خدا نیکوو پسندیده است. bible_en_fa Neither give heed to fables and endless genealogies, which minister questions, rather than godly edifying which is in faith: so do. اما زنی که فی الحقیقت بیوه وبی کس است، به خدا امیدوار است و در صلوات ودعاها شبانه‌روز مشغول می‌باشد. bible_en_fa Now the end of the commandment is charity out of a pure heart, and of a good conscience, and of faith unfeigned: لیکن زن عیاش در حال حیات مرده است. bible_en_fa From which some having swerved have turned aside unto vain jangling; و به این معانی امر فرما تا بی‌ملامت باشند. bible_en_fa Desiring to be teachers of the law; understanding neither what they say, nor whereof they affirm. ولی اگر کسی برای خویشان و علی الخصوص اهل خانه خود تدبیرنکند، منکر ایمان و پست‌تر از بی‌ایمان است. bible_en_fa But we know that the law is good, if a man use it lawfully; بیوه‌زنی که کمتر از شصت ساله نباشد و یک شوهر کرده باشد، باید نام او ثبت گردد، bible_en_fa Knowing this, that the law is not made for a righteous man, but for the lawless and disobedient, for the ungodly and for sinners, for unholy and profane, for murderers of fathers and murderers of mothers, for manslayers, که دراعمال صالح نیک نام باشد، اگر فرزندان را پرورده و غربا را مهمانی نموده و پایهای مقدسین راشسته و زحمت کشان را اعانتی نموده و هر کارنیکو را پیروی کرده باشد. bible_en_fa For whoremongers, for them that defile themselves with mankind, for menstealers, for liars, for perjured persons, and if there be any other thing that is contrary to sound doctrine; اما بیوه های جوانتراز این را قبول مکن، زیرا که چون از مسیح سرکش شوند، خواهش نکاح دارند bible_en_fa According to the glorious gospel of the blessed God, which was committed to my trust. و ملزم می‌شوند ازاینکه ایمان نخست را برطرف کرده‌اند؛ bible_en_fa And I thank Christ Jesus our Lord, who hath enabled me, for that he counted me faithful, putting me into the ministry; وعلاوه بر این خانه به خانه گردش کرده، آموخته می‌شوند که بی‌کار باشند؛ و نه فقط بی‌کار بلکه بیهوده گو و فضول هم که حرفهای ناشایسته می‌زنند. bible_en_fa Who was before a blasphemer, and a persecutor, and injurious: but I obtained mercy, because I did it ignorantly in unbelief. پس رای من این است که زنان جوان نکاح شوند و اولاد بزایند و کدبانو شوند و خصم را مجال مذمت ندهند؛ bible_en_fa And the grace of our Lord was exceeding abundant with faith and love which is in Christ Jesus. زیرا که بعضی برگشتندبه عقب شیطان. bible_en_fa This is a faithful saying, and worthy of all acceptation, that Christ Jesus came into the world to save sinners; of whom I am chief. اگر مرد یا زن مومن، بیوه هادارد ایشان را بپرورد و بار بر کلیسا ننهد تا آنانی راکه فی الحقیقت بیوه باشند، پرورش نماید. bible_en_fa Howbeit for this cause I obtained mercy, that in me first Jesus Christ might shew forth all longsuffering, for a pattern to them which should hereafter believe on him to life everlasting. کشیشانی که نیکو پیشوایی کرده‌اند، مستحق حرمت مضاعف می‌باشند، علی الخصوص آنانی که در کلام و تعلیم محنت می‌کشند. bible_en_fa Now unto the King eternal, immortal, invisible, the only wise God, be honour and glory for ever and ever. Amen. زیرا کتاب می‌گوید: «گاو را وقتی که خرمن را خرد می‌کند، دهن مبند» و «مزدورمستحق اجرت خود است». bible_en_fa This charge I commit unto thee, son Timothy, according to the prophecies which went before on thee, that thou by them mightest war a good warfare; ادعایی بر یکی ازکشیشان جز به زبان دو یا سه شاهد مپذیر. bible_en_fa Holding faith, and a good conscience; which some having put away concerning faith have made shipwreck: آنانی که گناه کنند، پیش همه توبیخ فرما تا دیگران بترسند. bible_en_fa Of whom is Hymenaeus and Alexander; whom I have delivered unto Satan, that they may learn not to blaspheme. در حضور خدا و مسیح عیسی و فرشتگان برگزیده تو را قسم می‌دهم که این امور را بدون غرض نگاه داری و هیچ کاری از روی طرفداری مکن. bible_en_fa I exhort therefore, that, first of all, supplications, prayers, intercessions, and giving of thanks, be made for all men; و دستها به زودی بر هیچ‌کس مگذار و درگناهان دیگران شریک مشو بلکه خود را طاهرنگاه دار. bible_en_fa For kings, and for all that are in authority; that we may lead a quiet and peaceable life in all godliness and honesty. دیگر آشامنده آب فقط مباش، بلکه بجهت شکمت و ضعفهای بسیار خود شرابی کم میل فرما. bible_en_fa For this is good and acceptable in the sight of God our Saviour; گناهان بعضی آشکار است و پیش روی ایشان به داوری می‌خرامد، اما بعضی را تعاقب می‌کند.و همچنین اعمال نیکو واضح است وآنهایی که دیگرگون باشد، نتوان مخفی داشت. bible_en_fa Who will have all men to be saved, and to come unto the knowledge of the truth. و همچنین اعمال نیکو واضح است وآنهایی که دیگرگون باشد، نتوان مخفی داشت. bible_en_fa For there is one God, and one mediator between God and men, the man Christ Jesus; آنانی که غلامان زیر یوغ می‌باشند، آقایان خویش را لایق کمال احترام بدانند که مبادانام و تعلیم خدا بد گفته شود. bible_en_fa Who gave himself a ransom for all, to be testified in due time. اما کسانی که آقایان مومن دارند، ایشان را تحقیر ننمایند، ازآنجا که برادرانند بلکه بیشتر خدمت کنند از آنروکه آنانی که در این احسان مشارکند، مومن ومحبوبند. bible_en_fa Whereunto I am ordained a preacher, and an apostle, (I speak the truth in Christ, and lie not;) a teacher of the Gentiles in faith and verity. و اگرکسی بطور دیگر تعلیم دهد و کلام صحیح خداوند ما عیسی مسیح و آن تعلیمی را که به طریق دینداری است قبول ننماید، bible_en_fa I will therefore that men pray every where, lifting up holy hands, without wrath and doubting. از غرورمست شده، هیچ نمی داند بلکه در مباحثات ومجادلات دیوانه گشته است که از آنها پدیدمی آید حسد و نزاع و کفر و ظنون شر bible_en_fa In like manner also, that women adorn themselves in modest apparel, with shamefacedness and sobriety; not with broided hair, or gold, or pearls, or costly array; و منازعات مردم فاسدالعقل و مرتد از حق که می‌پندارند دینداری سود است. از چنین اشخاص اعراض نما. bible_en_fa But (which becometh women professing godliness) with good works. لیکن دینداری با قناعت سود عظیمی است. bible_en_fa Let the woman learn in silence with all subjection. زیرا که در این دنیا هیچ نیاوردیم و واضح است که از آن هیچ نمی توانیم برد. bible_en_fa But I suffer not a woman to teach, nor to usurp authority over the man, but to be in silence. پس اگر خوراک وپوشاک داریم، به آنها قانع خواهیم بود. bible_en_fa For Adam was first formed, then Eve. اماآنانی که می‌خواهند دولتمند شوند، گرفتارمی شوند در تجربه و دام و انواع شهوات بی‌فهم ومضر که مردم را به تباهی و هلاکت غرق می‌سازند. bible_en_fa And Adam was not deceived, but the woman being deceived was in the transgression. زیرا که طمع ریشه همه بدیهااست که بعضی چون در‌پی آن می‌کوشیدند، ازایمان گمراه گشته، خود را به اقسام دردهاسفتند. bible_en_fa Notwithstanding she shall be saved in childbearing, if they continue in faith and charity and holiness with sobriety. ولی تو‌ای مرد خدا، از اینها بگریز وعدالت و دینداری و ایمان و محبت و صبر وتواضع را پیروی نما. bible_en_fa This is a true saying, If a man desire the office of a bishop, he desireth a good work. و جنگ نیکوی ایمان رابکن و بدست آور آن حیات جاودانی را که برای آن دعوت شدی و اعتراف نیکو کردی در حضورگواهان بسیار. bible_en_fa A bishop then must be blameless, the husband of one wife, vigilant, sober, of good behaviour, given to hospitality, apt to teach; تو را وصیت می‌کنم به حضور آن خدایی که همه را زندگی می‌بخشد و مسیح عیسی که در‌پیش پنطیوس پیلاطس اعتراف نیکونمود، bible_en_fa Not given to wine, no striker, not greedy of filthy lucre; but patient, not a brawler, not covetous; که تو وصیت را بی‌داغ و ملامت حفظکن تا به ظهور خداوند ما عیسی مسیح. bible_en_fa One that ruleth well his own house, having his children in subjection with all gravity; که آن را آن متبارک و قادر وحید و ملک الملوک ورب‌الارباب در زمان معین به ظهور خواهد آورد. bible_en_fa (For if a man know not how to rule his own house, how shall he take care of the church of God?) که تنها لایموت و ساکن در نوری است که نزدیک آن نتوان شد و احدی از انسان او را ندیده و نمی تواند دید. او را تا ابدالاباد اکرام و قدرت باد. آمین. bible_en_fa Not a novice, lest being lifted up with pride he fall into the condemnation of the devil. دولتمندان این جهان را امر فرما که بلندپروازی نکنند و به دولت ناپایدار امید ندارند، بلکه به خدای زنده که همه‌چیز را دولتمندانه برای تمتع به ما عطا می‌کند؛ bible_en_fa Moreover he must have a good report of them which are without; lest he fall into reproach and the snare of the devil. که نیکوکار بوده، در اعمال صالحه دولتمند و سخی و گشاده‌دست باشند؛ bible_en_fa Likewise must the deacons be grave, not doubletongued, not given to much wine, not greedy of filthy lucre; و برای خود اساس نیکو بجهت عالم آینده نهند تا حیات جاودانی را بدست آرند.‌ای تیموتاوس تو آن امانت را محفوظ دار واز بیهوده‌گویی های حرام و از مباحثات معرفت دروغ اعراض نما، bible_en_fa Holding the mystery of the faith in a pure conscience. ‌ای تیموتاوس تو آن امانت را محفوظ دار واز بیهوده‌گویی های حرام و از مباحثات معرفت دروغ اعراض نما، bible_en_fa And let these also first be proved; then let them use the office of a deacon, being found blameless. پولس به اراده خدا رسول مسیح عیسی، برحسب وعده حیاتی که در مسیح عیسی است، bible_en_fa Even so must their wives be grave, not slanderers, sober, faithful in all things. فرزند حبیب خود تیموتاوس را.فیض و رحمت و سلامتی از جانب خدای پدرو خداوند ما عیسی مسیح باد. bible_en_fa Let the deacons be the husbands of one wife, ruling their children and their own houses well. شکر می‌کنم آن خدایی را که از اجداد خودبه ضمیر خالص بندگی او را می‌کنم، چونکه دائم در دعاهای خود تو را شبانه‌روز یاد می‌کنم، bible_en_fa For they that have used the office of a deacon well purchase to themselves a good degree, and great boldness in the faith which is in Christ Jesus. و مشتاق ملاقات تو هستم چونکه اشکهای تورا بخاطر می‌دارم تا از خوشی سیر شوم. bible_en_fa These things write I unto thee, hoping to come unto thee shortly: زیرا که یاد می‌دارم ایمان بی‌ریای تو را که نخست درجده ات لوئیس و مادرت افنیکی ساکن می‌بود ومرا یقین است که در تو نیز هست. bible_en_fa But if I tarry long, that thou mayest know how thou oughtest to behave thyself in the house of God, which is the church of the living God, the pillar and ground of the truth. لهذا بیاد تومی آورم که آن عطای خدا را که بوسیله گذاشتن دستهای من بر تو است برافروزی. bible_en_fa And without controversy great is the mystery of godliness: God was manifest in the flesh, justified in the Spirit, seen of angels, preached unto the Gentiles, believed on in the world, received up into glory. زیرا خداروح جبن را به ما نداده است بلکه روح قوت ومحبت و تادیب را. bible_en_fa Now the Spirit speaketh expressly, that in the latter times some shall depart from the faith, giving heed to seducing spirits, and doctrines of devils; پس از شهادت خداوند ما عار مدار و نه ازمن که اسیر او می‌باشم، بلکه در زحمات انجیل شریک باش برحسب قوت خدا، bible_en_fa Speaking lies in hypocrisy; having their conscience seared with a hot iron; که ما را نجات داد و به دعوت مقدس خواند نه به حسب اعمال ما بلکه برحسب اراده خود و آن فیضی که قبل ازقدیم الایام در مسیح عیسی به ما عطا شد. bible_en_fa Forbidding to marry, and commanding to abstain from meats, which God hath created to be received with thanksgiving of them which believe and know the truth. اماالحال آشکار گردید به ظهور نجات‌دهنده ماعیسی مسیح که موت را نیست ساخت و حیات وبی فسادی را روشن گردانید بوسیله انجیل، bible_en_fa For every creature of God is good, and nothing to be refused, if it be received with thanksgiving: که برای آن من واعظ و رسول و معلم امت‌ها مقررشده‌ام. bible_en_fa For it is sanctified by the word of God and prayer. و از این جهت این زحمات را می‌کشم بلکه عار ندارم چون می‌دانم به که ایمان آوردم ومرا یقین است که او قادر است که امانت مرا تا به آن روز حفظ کند. bible_en_fa If thou put the brethren in remembrance of these things, thou shalt be a good minister of Jesus Christ, nourished up in the words of faith and of good doctrine, whereunto thou hast attained. نمونه‌ای بگیر از سخنان صحیح که از من شنیدی در ایمان و محبتی که در مسیح عیسی است. bible_en_fa But refuse profane and old wives' fables, and exercise thyself rather unto godliness. آن امانت نیکو را بوسیله روح‌القدس که در ما ساکن است، حفظ کن. bible_en_fa For bodily exercise profiteth little: but godliness is profitable unto all things, having promise of the life that now is, and of that which is to come. از این آگاه هستی که همه آنانی که در آسیا هستند، از من رخ تافته‌اند که از آنجمله فیجلس و هرموجنس می‌باشند. bible_en_fa This is a faithful saying and worthy of all acceptation. خداوند اهل خانه انیسیفورس را ترحم کناد زیرا که او بارها دل مرا تازه کرد و از زنجیر من عار نداشت، bible_en_fa For therefore we both labour and suffer reproach, because we trust in the living God, who is the Saviour of all men, specially of those that believe. بلکه چون به روم رسید، مرا به کوشش بسیار تفحص کرده، پیدا نمود.(خداوند بدو عطا کناد که در آن روز در حضورخداوند رحمت یابد. ) و خدمتهایی را که درافسس کرد تو بهتر می‌دانی. bible_en_fa These things command and teach. (خداوند بدو عطا کناد که در آن روز در حضورخداوند رحمت یابد. ) و خدمتهایی را که درافسس کرد تو بهتر می‌دانی. bible_en_fa Let no man despise thy youth; but be thou an example of the believers, in word, in conversation, in charity, in spirit, in faith, in purity. پس تو‌ای فرزند من، در فیضی که در مسیح عیسی است زورآور باش. bible_en_fa Till I come, give attendance to reading, to exhortation, to doctrine. و آنچه به شهود بسیار از من شنیدی، به مردمان امین بسپارکه قابل تعلیم دیگران هم باشند. bible_en_fa Neglect not the gift that is in thee, which was given thee by prophecy, with the laying on of the hands of the presbytery. چون سپاهی نیکوی مسیح عیسی در تحمل زحمات شریک باش. bible_en_fa Meditate upon these things; give thyself wholly to them; that thy profiting may appear to all. هیچ سپاهی خود را در امور روزگار گرفتارنمی سازد تا رضایت آنکه او را سپاهی ساخت بجوید. bible_en_fa Take heed unto thyself, and unto the doctrine; continue in them: for in doing this thou shalt both save thyself, and them that hear thee. و اگر کسی نیز پهلوانی کند، تاج را بدونمی دهند اگر به قانون پهلوانی نکرده باشد. bible_en_fa Rebuke not an elder, but intreat him as a father; and the younger men as brethren; برزگری که محنت می‌کشد، باید اول نصیبی ازحاصل ببرد. bible_en_fa The elder women as mothers; the younger as sisters, with all purity. در آنچه می‌گویم تفکر کن زیراخداوند تو را در همه‌چیز فهم خواهد بخشید. bible_en_fa Honour widows that are widows indeed. عیسی مسیح را بخاطر دار که از نسل داودبوده، از مردگان برخاست برحسب بشارت من، bible_en_fa But if any widow have children or nephews, let them learn first to shew piety at home, and to requite their parents: for that is good and acceptable before God. که در آن چون بدکار تا به بندها زحمت می‌کشم، لیکن کلام خدا بسته نمی شود. bible_en_fa Now she that is a widow indeed, and desolate, trusteth in God, and continueth in supplications and prayers night and day. و ازاین جهت همه زحمات را بخاطر برگزیدگان متحمل می‌شوم تا ایشان نیز نجاتی را که درمسیح عیسی است با جلال جاودانی تحصیل کنند. bible_en_fa But she that liveth in pleasure is dead while she liveth. این سخن امین است زیرا اگر با وی مردیم، با او زیست هم خواهیم کرد. bible_en_fa And these things give in charge, that they may be blameless. و اگرتحمل کنیم، با او سلطنت هم خواهیم کرد؛ وهرگاه او را انکار کنیم او نیز ما را انکار خواهدکرد. bible_en_fa But if any provide not for his own, and specially for those of his own house, he hath denied the faith, and is worse than an infidel. اگر بی‌ایمان شویم، او امین می‌ماند زیراخود را انکار نمی تواند نمود. bible_en_fa Let not a widow be taken into the number under threescore years old, having been the wife of one man, این چیزها را به یاد ایشان آور و در حضورخداوند قدغن فرما که مجادله نکنند، زیرا هیچ سود نمی بخشد بلکه باعث هلاکت شنوندگان می‌باشد. bible_en_fa Well reported of for good works; if she have brought up children, if she have lodged strangers, if she have washed the saints' feet, if she have relieved the afflicted, if she have diligently followed every good work. و سعی کن که خود را مقبول خداسازی، عاملی که خجل نشود و کلام خدا رابخوبی انجام دهد. bible_en_fa But the younger widows refuse: for when they have begun to wax wanton against Christ, they will marry; و از یاوه‌گویی های حرام اعراض نما زیرا که تا به فزونی بی‌دینی ترقی خواهد کرد. bible_en_fa Having damnation, because they have cast off their first faith. و کلام ایشان، چون آکله می‌خورد و از آنجمله هیمیناوس و فلیطس می‌باشند bible_en_fa And withal they learn to be idle, wandering about from house to house; and not only idle, but tattlers also and busybodies, speaking things which they ought not. که ایشان از حق برگشته، می‌گویندکه قیامت الان شده است و بعضی را از ایمان منحرف می‌سازند. bible_en_fa I will therefore that the younger women marry, bear children, guide the house, give none occasion to the adversary to speak reproachfully. و لیکن بنیاد ثابت خدا قائم است و این مهر را دارد که «خداوند کسان خود رامی شناسد» و «هرکه نام مسیح را خواند، ازناراستی کناره جوید.» bible_en_fa For some are already turned aside after Satan. اما در خانه بزرگ نه فقطظروف طلا و نقره می‌باشد، بلکه چوبی و گلی نیز؛ اما آنها برای عزت و اینها برای ذلت. bible_en_fa If any man or woman that believeth have widows, let them relieve them, and let not the church be charged; that it may relieve them that are widows indeed. پس اگرکسی خویشتن را از اینها طاهر سازد، ظرف عزت خواهد بود مقدس و نافع برای مالک خود ومستعد برای هر عمل نیکو. bible_en_fa Let the elders that rule well be counted worthy of double honour, especially they who labour in the word and doctrine. اما از شهوات جوانی بگریز و با آنانی که ازقلب خالص نام خداوند را می‌خوانند، عدالت وایمان و محبت و سلامتی را تعاقب نما. bible_en_fa For the scripture saith, Thou shalt not muzzle the ox that treadeth out the corn. And, The labourer is worthy of his reward. لیکن ازمسائل بیهوده و بی‌تادیب اعراض نما چون می‌دانی که نزاعها پدید می‌آورد. bible_en_fa Against an elder receive not an accusation, but before two or three witnesses. اما بنده خدانباید نزاع کند، بلکه با همه کس ملایم و راغب به تعلیم و صابر در مشقت باشد، bible_en_fa Them that sin rebuke before all, that others also may fear. و با حلم مخالفین را تادیب نماید که شاید خدا ایشان راتوبه بخشد تا راستی را بشناسند.تا از دام ابلیس باز به هوش آیند که به حسب اراده او صیداو شده‌اند. bible_en_fa I charge thee before God, and the Lord Jesus Christ, and the elect angels, that thou observe these things without preferring one before another, doing nothing by partiality. تا از دام ابلیس باز به هوش آیند که به حسب اراده او صیداو شده‌اند. bible_en_fa Lay hands suddenly on no man, neither be partaker of other men's sins: keep thyself pure. اما این را بدان که در ایام آخر زمانهای سخت پدید خواهد آمد، bible_en_fa Drink no longer water, but use a little wine for thy stomach's sake and thine often infirmities. زیرا که مردمان، خودپرست خواهند بود و طماع ولاف‌زن و متکبر و بدگو و نامطیع والدین و ناسپاس و ناپاک bible_en_fa Some men's sins are open beforehand, going before to judgment; and some men they follow after. و بی‌الفت و کینه دل و غیبت‌گو و ناپرهیزو بی‌مروت و متنفر از نیکویی bible_en_fa Likewise also the good works of some are manifest beforehand; and they that are otherwise cannot be hid. و خیانت کار وتندمزاج و مغرور که عشرت را بیشتر از خدادوست می‌دارند؛ bible_en_fa Let as many servants as are under the yoke count their own masters worthy of all honour, that the name of God and his doctrine be not blasphemed. که صورت دینداری دارند، لیکن قوت آن را انکار می‌کنند. از ایشان اعراض نما. bible_en_fa And they that have believing masters, let them not despise them, because they are brethren; but rather do them service, because they are faithful and beloved, partakers of the benefit. These things teach and exhort. زیرا که از اینها هستند آنانی که به حیله داخل خانه‌ها گشته، زنان کم عقل را اسیر می‌کنندکه بار گناهان را می‌کشند و به انواع شهوات ربوده می‌شوند. bible_en_fa If any man teach otherwise, and consent not to wholesome words, even the words of our Lord Jesus Christ, and to the doctrine which is according to godliness; و دائم تعلیم می‌گیرند، لکن هرگز به معرفت راستی نمی توانند رسید. bible_en_fa He is proud, knowing nothing, but doting about questions and strifes of words, whereof cometh envy, strife, railings, evil surmisings, و همچنان‌که ینیس و یمبریس با موسی مقاومت کردند، ایشان نیز با راستی مقاومت می‌کنند که مردم فاسدالعقل و مردود از ایمانند. bible_en_fa Perverse disputings of men of corrupt minds, and destitute of the truth, supposing that gain is godliness: from such withdraw thyself. لیکن بیشتر ترقی نخواهندکرد زیرا که حماقت ایشان بر جمیع مردم واضح خواهد شد، چنانکه حماقت آنها نیز شد. bible_en_fa But godliness with contentment is great gain. لیکن تو تعلیم و سیرت و قصد و ایمان وحلم و محبت و صبر مرا پیروی نمودی، bible_en_fa For we brought nothing into this world, and it is certain we can carry nothing out. وزحمات و آلام مرا مثل آنهایی که در انطاکیه وایقونیه و لستره بر من واقع شد، چگونه زحمات راتحمل می‌نمودم و خداوند مرا از همه رهایی داد. bible_en_fa And having food and raiment let us be therewith content. و همه کسانی که می‌خواهند در مسیح عیسی به دینداری زیست کنند، زحمت خواهند کشید. bible_en_fa But they that will be rich fall into temptation and a snare, and into many foolish and hurtful lusts, which drown men in destruction and perdition. لیکن مردمان شریر و دغاباز در بدی ترقی خواهند کرد که فریبنده و فریب خورده می‌باشند. bible_en_fa For the love of money is the root of all evil: which while some coveted after, they have erred from the faith, and pierced themselves through with many sorrows. اما تو در آنچه آموختی و ایمان آوردی قایم باش چونکه می‌دانی از چه کسان تعلیم یافتی، bible_en_fa But thou, O man of God, flee these things; and follow after righteousness, godliness, faith, love, patience, meekness. و اینکه از طفولیت کتب مقدسه را دانسته‌ای که می‌تواند تو را حکمت آموزدبرای نجات بوسیله ایمانی که بر مسیح عیسی است. bible_en_fa Fight the good fight of faith, lay hold on eternal life, whereunto thou art also called, and hast professed a good profession before many witnesses. تمامی کتب از الهام خداست و بجهت تعلیم و تنبیه و اصلاح و تربیت در عدالت مفیداست،تا مرد خدا کامل و بجهت هر عمل نیکوآراسته بشود. bible_en_fa I give thee charge in the sight of God, who quickeneth all things, and before Christ Jesus, who before Pontius Pilate witnessed a good confession; تا مرد خدا کامل و بجهت هر عمل نیکوآراسته بشود. bible_en_fa That thou keep this commandment without spot, unrebukeable, until the appearing of our Lord Jesus Christ: تو را در حضور خدا و مسیح عیسی که برزندگان و مردگان داوری خواهد کرد قسم می‌دهم و به ظهور وملکوت او bible_en_fa Which in his times he shall shew, who is the blessed and only Potentate, the King of kings, and Lord of lords; که به کلام موعظه کنی و در فرصت و غیر فرصت مواظب باشی و تنبیه و توبیخ و نصیحت نمایی باکمال تحمل و تعلیم. bible_en_fa Who only hath immortality, dwelling in the light which no man can approach unto; whom no man hath seen, nor can see: to whom be honour and power everlasting. Amen. زیرا ایامی می‌آید که تعلیم صحیح را متحمل نخواهند شد، بلکه برحسب شهوات خود خارش گوشها داشته، معلمان را برخود فراهم خواهند‌آورد، bible_en_fa Charge them that are rich in this world, that they be not highminded, nor trust in uncertain riches, but in the living God, who giveth us richly all things to enjoy; و گوشهای خود رااز راستی برگردانیده، به سوی افسانه‌ها خواهندگرایید. bible_en_fa That they do good, that they be rich in good works, ready to distribute, willing to communicate; لیکن تو در همه‌چیز هشیار بوده، متحمل زحمات باش و عمل مبشر را بجا آور وخدمت خود را به‌کمال رسان. bible_en_fa Laying up in store for themselves a good foundation against the time to come, that they may lay hold on eternal life. زیرا که من الان ریخته می‌شوم و وقت رحلت من رسیده است. bible_en_fa O Timothy, keep that which is committed to thy trust, avoiding profane and vain babblings, and oppositions of science falsely so called: به جنگ نیکو جنگ کرده‌ام و دوره خود را به‌کمال رسانیده، ایمان رامحفوظ داشته‌ام. bible_en_fa Which some professing have erred concerning the faith. Grace be with thee. Amen. بعد از این تاج عدالت برای من حاضر شده است که خداوند داور عادل در آن روز به من خواهد داد؛ و نه به من فقط بلکه نیز به همه کسانی که ظهور او را دوست می‌دارند. bible_en_fa Paul, an apostle of Jesus Christ by the will of God, according to the promise of life which is in Christ Jesus, سعی کن که به زودی نزد من آیی، bible_en_fa To Timothy, my dearly beloved son: Grace, mercy, and peace, from God the Father and Christ Jesus our Lord. زیرا که دیماس برای محبت این جهان حاضر مرا ترک کرده، به تسالونیکی رفته است و کریسکیس به غلاطیه و تیطس به دلماطیه. bible_en_fa I thank God, whom I serve from my forefathers with pure conscience, that without ceasing I have remembrance of thee in my prayers night and day; لوقا تنها با من است. مرقس را برداشته، با خود بیاور زیرا که مرابجهت خدمت مفید است. bible_en_fa Greatly desiring to see thee, being mindful of thy tears, that I may be filled with joy; اما تیخیکس را به افسس فرستادم. bible_en_fa When I call to remembrance the unfeigned faith that is in thee, which dwelt first in thy grandmother Lois, and thy mother Eunice; and I am persuaded that in thee also. ردایی را که در تروآس نزدکرپس گذاشتم، وقت آمدنت بیاور و کتب را نیز وخصوص رقوق را. bible_en_fa Wherefore I put thee in remembrance that thou stir up the gift of God, which is in thee by the putting on of my hands. اسکندر مسکر با من بسیاربدیها کرد. خداوند او را بحسب افعالش جزاخواهد داد. bible_en_fa For God hath not given us the spirit of fear; but of power, and of love, and of a sound mind. و تو هم از او باحذر باش زیرا که باسخنان ما بشدت مقاومت نمود. bible_en_fa Be not thou therefore ashamed of the testimony of our Lord, nor of me his prisoner: but be thou partaker of the afflictions of the gospel according to the power of God; در محاجه اول من، هیچ‌کس با من حاضر نشد بلکه همه مراترک کردند. مباد که این بر ایشان محسوب شود. bible_en_fa Who hath saved us, and called us with an holy calling, not according to our works, but according to his own purpose and grace, which was given us in Christ Jesus before the world began, لیکن خداوند با من ایستاده، به من قوت داد تاموعظه بوسیله من به‌کمال رسد و تمامی امت هابشنوند و از دهان شیر رستم. bible_en_fa But is now made manifest by the appearing of our Saviour Jesus Christ, who hath abolished death, and hath brought life and immortality to light through the gospel: و خداوند مرا ازهر کار بد خواهد رهانید و تا به ملکوت آسمانی خود نجات خواهد داد. او را تا ابدالاباد جلال باد. آمین. bible_en_fa Whereunto I am appointed a preacher, and an apostle, and a teacher of the Gentiles. فرسکا و اکیلا و اهل خانه انیسیفورس راسلام رسان. bible_en_fa For the which cause I also suffer these things: nevertheless I am not ashamed: for I know whom I have believed, and am persuaded that he is able to keep that which I have committed unto him against that day. ارستس در قرنتس ماند؛ اماترفیمس را در میلیتس بیمار واگذاردم.سعی کن که قبل از زمستان بیایی. افبولس و پودیس ولینس و کلادیه و همه برادران تو را سلام می‌رسانند. bible_en_fa Hold fast the form of sound words, which thou hast heard of me, in faith and love which is in Christ Jesus. سعی کن که قبل از زمستان بیایی. افبولس و پودیس ولینس و کلادیه و همه برادران تو را سلام می‌رسانند. bible_en_fa That good thing which was committed unto thee keep by the Holy Ghost which dwelleth in us. پولس، غلام خدا و رسول عیسی مسیح برحسب ایمان برگزیدگان خدا و معرفت آن راستی که در دینداری است، bible_en_fa This thou knowest, that all they which are in Asia be turned away from me; of whom are Phygellus and Hermogenes. به امید حیات جاودانی که خدایی که دروغ نمی تواند گفت، اززمانهای ازلی وعده آن را داد، bible_en_fa The Lord give mercy unto the house of Onesiphorus; for he oft refreshed me, and was not ashamed of my chain: اما در زمان معین، کلام خود را ظاهر کرد به موعظه‌ای که برحسب حکم نجات‌دهنده ما خدا به من سپرده شد، bible_en_fa But, when he was in Rome, he sought me out very diligently, and found me. تیطس را که فرزند حقیقی من برحسب ایمان عام است، فیض و رحمت و سلامتی از جانب خدای پدرو نجات‌دهنده ما عیسی مسیح خداوند باد. bible_en_fa The Lord grant unto him that he may find mercy of the Lord in that day: and in how many things he ministered unto me at Ephesus, thou knowest very well. بدین جهت تو را در کریت واگذاشتم تا آنچه را که باقی‌مانده است اصلاح نمایی و چنانکه من به تو امر نمودم، کشیشان در هر شهر مقرر کنی. bible_en_fa Thou therefore, my son, be strong in the grace that is in Christ Jesus. اگر کسی بی‌ملامت و شوهر یک زن باشد که فرزندان مومن دارد، بری از تهمت فجور و تمرد، bible_en_fa And the things that thou hast heard of me among many witnesses, the same commit thou to faithful men, who shall be able to teach others also. زیرا که اسقف می‌باید چون وکیل خدابی ملامت باشد و خودرای یا تندمزاج یا میگساریا زننده یا طماع سود قبیح نباشد، bible_en_fa Thou therefore endure hardness, as a good soldier of Jesus Christ. بلکه مهمان دوست و خیردوست و خرداندیش و عادل ومقدس و پرهیزکار؛ bible_en_fa No man that warreth entangleth himself with the affairs of this life; that he may please him who hath chosen him to be a soldier. و متمسک به کلام امین برحسب تعلیمی که یافته تا بتواند به تعلیم صحیح نصیحت کند و مخالفان را توبیخ نماید. bible_en_fa And if a man also strive for masteries, yet is he not crowned, except he strive lawfully. زیرا که یاوه‌گویان و فریبندگان، بسیار ومتمرد می‌باشند، علی الخصوص آنانی که از اهل ختنه هستند؛ bible_en_fa The husbandman that laboureth must be first partaker of the fruits. که دهان ایشان را باید بست زیراخانه‌ها را بالکل واژگون می‌سازند و برای سودقبیح، تعالیم ناشایسته می‌دهند. bible_en_fa Consider what I say; and the Lord give thee understanding in all things. یکی از ایشان که نبی خاص ایشان است، گفته است که «اهل کریت همیشه دروغگو و وحوش شریر وشکم پرست بی‌کاره می‌باشند.» bible_en_fa Remember that Jesus Christ of the seed of David was raised from the dead according to my gospel: این شهادت راست است؛ از این جهت ایشان را به سختی توبیخ فرما تا در ایمان، صحیح باشند، bible_en_fa Wherein I suffer trouble, as an evil doer, even unto bonds; but the word of God is not bound. و گوش نگیرند به افسانه های یهود و احکام مردمانی که ازراستی انحراف می‌جویند. bible_en_fa Therefore I endure all things for the elect's sakes, that they may also obtain the salvation which is in Christ Jesus with eternal glory. هرچیز برای پاکان پاک است، لیکن آلودگان و بی‌ایمانان را هیچ‌چیزپاک نیست، بلکه فهم و ضمیر ایشان نیز ملوث است؛مدعی معرفت خدا می‌باشند، اما به افعال خود او را انکار می‌کنند، چونکه مکروه ومتمرد هستند و بجهت هر عمل نیکو مردود. bible_en_fa It is a faithful saying: For if we be dead with him, we shall also live with him: مدعی معرفت خدا می‌باشند، اما به افعال خود او را انکار می‌کنند، چونکه مکروه ومتمرد هستند و بجهت هر عمل نیکو مردود. bible_en_fa If we suffer, we shall also reign with him: if we deny him, he also will deny us: اما تو سخنان شایسته تعلیم صحیح را بگو: bible_en_fa If we believe not, yet he abideth faithful: he cannot deny himself. که مردان پیر، هشیار و باوقار وخرداندیش و در ایمان و محبت و صبر، صحیح باشند. bible_en_fa Of these things put them in remembrance, charging them before the Lord that they strive not about words to no profit, but to the subverting of the hearers. همچنین زنان پیر، در سیرت متقی باشند و نه غیبت‌گو و نه بنده شراب زیاده بلکه معلمات تعلیم نیکو، bible_en_fa Study to shew thyself approved unto God, a workman that needeth not to be ashamed, rightly dividing the word of truth. تا زنان جوان را خرد بیاموزند که شوهردوست و فرزنددوست باشند، bible_en_fa But shun profane and vain babblings: for they will increase unto more ungodliness. وخرداندیش و عفیفه و خانه نشین و نیکو و مطیع شوهران خود که مبادا کلام خدا متهم شود. bible_en_fa And their word will eat as doth a canker: of whom is Hymenaeus and Philetus; و به همین نسق جوانان را نصیحت فرما تا خرداندیش باشند. bible_en_fa Who concerning the truth have erred, saying that the resurrection is past already; and overthrow the faith of some. و خود را در همه‌چیز نمونه اعمال نیکو بسازو در تعلیم خود صفا و وقار و اخلاص را بکار بر، bible_en_fa Nevertheless the foundation of God standeth sure, having this seal, The Lord knoweth them that are his. And, Let every one that nameth the name of Christ depart from iniquity. و کلام صحیح بی‌عیب را تا دشمن چونکه فرصت بد‌گفتن در حق ما نیابد، خجل شود. bible_en_fa But in a great house there are not only vessels of gold and of silver, but also of wood and of earth; and some to honour, and some to dishonour. غلامان را نصیحت نما که آقایان خود رااطاعت کنند و در هر امر ایشان را راضی سازند ونقیض گو نباشند؛ bible_en_fa If a man therefore purge himself from these, he shall be a vessel unto honour, sanctified, and meet for the master's use, and prepared unto every good work. و دزدی نکنند بلکه کمال دیانت را ظاهر سازند تا تعلیم نجات‌دهنده ما خدارا در هر چیز زینت دهند. bible_en_fa Flee also youthful lusts: but follow righteousness, faith, charity, peace, with them that call on the Lord out of a pure heart. زیرا که فیض خدا که برای همه مردم نجات‌بخش است، ظاهر شده، bible_en_fa But foolish and unlearned questions avoid, knowing that they do gender strifes. ما را تادیب می‌کند که بی‌دینی و شهوات دنیوی را ترک کرده، با خرداندیشی و عدالت و دینداری در این جهان زیست کنیم. bible_en_fa And the servant of the Lord must not strive; but be gentle unto all men, apt to teach, patient, و آن امید مبارک و تجلی جلال خدای عظیم و نجات‌دهنده خود ما عیسی مسیح را انتظار کشیم، bible_en_fa In meekness instructing those that oppose themselves; if God peradventure will give them repentance to the acknowledging of the truth; که خود را در راه ما فدا ساخت تا ما را از هر ناراستی برهاند و امتی برای خودطاهر سازد که ملک خاص او و غیور در اعمال نیکو باشند.این را بگو و نصیحت فرما و درکمال اقتدار توبیخ نما و هیچ‌کس تو را حقیرنشمارد. bible_en_fa And that they may recover themselves out of the snare of the devil, who are taken captive by him at his will. این را بگو و نصیحت فرما و درکمال اقتدار توبیخ نما و هیچ‌کس تو را حقیرنشمارد. bible_en_fa This know also, that in the last days perilous times shall come. بیاد ایشان آور که حکام و سلاطین رااطاعت کنند و فرمانبرداری نمایند و برای هرکار نیکو مستعد باشند، bible_en_fa For men shall be lovers of their own selves, covetous, boasters, proud, blasphemers, disobedient to parents, unthankful, unholy, و هیچ‌کس را بدنگویند و جنگجو نباشند بلکه ملایم و کمال حلم را با جمیع مردم به‌جا آورند. bible_en_fa Without natural affection, trucebreakers, false accusers, incontinent, fierce, despisers of those that are good, زیرا که ما نیز سابق بی‌فهم و نافرمانبردار وگمراه و بنده انواع شهوات و لذات بوده، در خبث و حسد بسر می‌بردیم که لایق نفرت بودیم و بریکدیگر بغض می‌داشتیم. bible_en_fa Traitors, heady, highminded, lovers of pleasures more than lovers of God; لیکن چون مهربانی ولطف نجات‌دهنده ما خدا ظاهر شد، bible_en_fa Having a form of godliness, but denying the power thereof: from such turn away. نه به‌سبب اعمالی که ما به عدالت کرده بودیم، بلکه محض رحمت خود ما را نجات داد به غسل تولد تازه وتازگی‌ای که از روح‌القدس است؛ bible_en_fa For of this sort are they which creep into houses, and lead captive silly women laden with sins, led away with divers lusts, که او را به ما به دولتمندی افاضه نمود، به توسط نجات‌دهنده ماعیسی مسیح، bible_en_fa Ever learning, and never able to come to the knowledge of the truth. تا به فیض او عادل شمرده شده، وارث گردیم بحسب امید حیات جاودانی. bible_en_fa Now as Jannes and Jambres withstood Moses, so do these also resist the truth: men of corrupt minds, reprobate concerning the faith. این سخن امین است و در این امور می‌خواهم تو قدغن بلیغ فرمایی تا آنانی که به خدا ایمان آورند، بکوشند که در اعمال نیکو مواظبت نمایند، زیرا که این امور برای انسان نیکو و مفیداست. bible_en_fa But they shall proceed no further: for their folly shall be manifest unto all men, as theirs also was. و از مباحثات نامعقول و نسب نامه‌ها و نزاعهاو جنگهای شرعی اعراض نما زیرا که بی‌ثمر وباطل است. bible_en_fa But thou hast fully known my doctrine, manner of life, purpose, faith, longsuffering, charity, patience, و از کسی‌که از اهل بدعت باشد، بعد از یک دو نصیحت اجتناب نما، bible_en_fa Persecutions, afflictions, which came unto me at Antioch, at Iconium, at Lystra; what persecutions I endured: but out of them all the Lord delivered me. چون می‌دانی که چنین کس مرتد و از خود ملزم شده درگناه رفتار می‌کند. bible_en_fa Yea, and all that will live godly in Christ Jesus shall suffer persecution. وقتی که ارتیماس یا تیخیکس را نزد توفرستم، سعی کن که در نیکوپولیس نزد من آیی زیرا که عزیمت دارم زمستان را در آنجا بسر برم. bible_en_fa But evil men and seducers shall wax worse and worse, deceiving, and being deceived. زیناس خطیب و اپلس را در سفر ایشان به سعی امداد کن تا محتاج هیچ‌چیز نباشند.و کسان ما نیز تعلیم بگیرند که در کارهای نیکومشغول باشند برای رفع احتیاجات ضروری، تابی ثمر نباشند. bible_en_fa But continue thou in the things which thou hast learned and hast been assured of, knowing of whom thou hast learned them; و کسان ما نیز تعلیم بگیرند که در کارهای نیکومشغول باشند برای رفع احتیاجات ضروری، تابی ثمر نباشند. bible_en_fa And that from a child thou hast known the holy scriptures, which are able to make thee wise unto salvation through faith which is in Christ Jesus. پولس، اسیر مسیح عیسی و تیموتاوس برادر، به فلیمون عزیز و همکار ما bible_en_fa All scripture is given by inspiration of God, and is profitable for doctrine, for reproof, for correction, for instruction in righteousness: و به اپفیه محبوبه و ارخپس همسپاه ما به کلیسایی که در خانه ات می‌باشد. bible_en_fa That the man of God may be perfect, throughly furnished unto all good works. فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا وعیسی مسیح خداوند با شما باد. bible_en_fa I charge thee therefore before God, and the Lord Jesus Christ, who shall judge the quick and the dead at his appearing and his kingdom; خدای خود را شکر می‌کنم و پیوسته تو رادر دعاهای خود یاد می‌آورم bible_en_fa Preach the word; be instant in season, out of season; reprove, rebuke, exhort with all longsuffering and doctrine. چونکه ذکرمحبت و ایمان تو را شنیده‌ام که به عیسی خداوندو به همه مقدسین داری، bible_en_fa For the time will come when they will not endure sound doctrine; but after their own lusts shall they heap to themselves teachers, having itching ears; تا شراکت ایمانت موثرشود در معرفت کامل هر نیکویی که در ما است برای مسیح عیسی. bible_en_fa And they shall turn away their ears from the truth, and shall be turned unto fables. زیرا که مرا خوشی کامل وتسلی رخ نمود از محبت تو از آنرو که دلهای مقدسین از تو‌ای برادر استراحت می‌پذیرند. bible_en_fa But watch thou in all things, endure afflictions, do the work of an evangelist, make full proof of thy ministry. بدین جهت هرچند در مسیح کمال جسارت را دارم که به آنچه مناسب است تو را حکم دهم، bible_en_fa For I am now ready to be offered, and the time of my departure is at hand. لیکن برای محبت، سزاوارتر آن است که التماس نمایم، هرچند مردی چون پولس پیر والان اسیر مسیح عیسی نیز می‌باشم. bible_en_fa I have fought a good fight, I have finished my course, I have kept the faith: پس تو را التماس می‌کنم درباره فرزند خود انیسیمس که در زنجیرهای خود او را تولید نمودم، bible_en_fa Henceforth there is laid up for me a crown of righteousness, which the Lord, the righteous judge, shall give me at that day: and not to me only, but unto all them also that love his appearing. که سابق او برای تو بی‌فایده بود، لیکن الحال تو را و مرافایده مند می‌باشد؛ bible_en_fa Do thy diligence to come shortly unto me: که او را نزد تو پس می‌فرستم. پس تو او را بپذیر که جان من است. bible_en_fa For Demas hath forsaken me, having loved this present world, and is departed unto Thessalonica; Crescens to Galatia, Titus unto Dalmatia. و من می‌خواستم که او را نزد خود نگاه دارم تابه عوض تو مرا در زنجیرهای انجیل خدمت کند، bible_en_fa Only Luke is with me. Take Mark, and bring him with thee: for he is profitable to me for the ministry. اما نخواستم کاری بدون رای تو کرده باشم تااحسان تو از راه اضطرار نباشد، بلکه از روی اختیار. bible_en_fa And Tychicus have I sent to Ephesus. زیرا که شاید بدین جهت ساعتی از توجدا شد تا او را تا به ابد دریابی. bible_en_fa The cloke that I left at Troas with Carpus, when thou comest, bring with thee, and the books, but especially the parchments. لیکن بعد از این نه چون غلام بلکه فوق از غلام یعنی برادر عزیزخصوص به من اما چند مرتبه زیادتر به تو هم درجسم و هم در خداوند. bible_en_fa Alexander the coppersmith did me much evil: the Lord reward him according to his works: پس هرگاه مرا رفیق می‌دانی، او را چون من قبول فرما. bible_en_fa Of whom be thou ware also; for he hath greatly withstood our words. اما اگرضرری به تو رسانیده باشد یا طلبی از او داشته باشی، آن را بر من محسوب دار. bible_en_fa At my first answer no man stood with me, but all men forsook me: I pray God that it may not be laid to their charge. من که پولس هستم، به‌دست خود می‌نویسم، خود ادا خواهم کرد، تا به تو نگویم که به‌جان خود نیز مدیون من هستی. bible_en_fa Notwithstanding the Lord stood with me, and strengthened me; that by me the preaching might be fully known, and that all the Gentiles might hear: and I was delivered out of the mouth of the lion. بلی‌ای برادر، تا من از تو در خداوندبرخوردار شوم. پس جان مرا در مسیح تازگی بده. bible_en_fa And the Lord shall deliver me from every evil work, and will preserve me unto his heavenly kingdom: to whom be glory for ever and ever. Amen. چون بر اطاعت تو اعتماد دارم، به تومی نویسم از آن جهت که می‌دانم بیشتر از آنچه می‌گویم هم خواهی کرد. bible_en_fa Salute Prisca and Aquila, and the household of Onesiphorus. معهذا منزلی نیز برای من حاضر کن، زیراکه امیدوارم از دعاهای شما به شما بخشیده شوم. bible_en_fa Erastus abode at Corinth: but Trophimus have I left at Miletum sick. اپفراس که در مسیح عیسی همزندان من است و مرقسو ارسترخس و دیماس و لوقاهمکاران من تو را سلام می‌رسانند. bible_en_fa Do thy diligence to come before winter. Eubulus greeteth thee, and Pudens, and Linus, and Claudia, and all the brethren. و ارسترخس و دیماس و لوقاهمکاران من تو را سلام می‌رسانند. bible_en_fa The Lord Jesus Christ be with thy spirit. Grace be with you. Amen. خدا که در زمان سلف به اقسام متعدد و طریق های مختلف بوساطت انبیا به پدران ما تکلم نمود، bible_en_fa Paul, a servant of God, and an apostle of Jesus Christ, according to the faith of God's elect, and the acknowledging of the truth which is after godliness; در این ایام آخر به ما بوساطت پسر خود متکلم شد که او را وارث جمیع موجودات قرار داد و بوسیله او عالمها راآفرید؛ bible_en_fa In hope of eternal life, which God, that cannot lie, promised before the world began; که فروغ جلالش و خاتم جوهرش بوده و به کلمه قوت خود حامل همه موجودات بوده، چون طهارت گناهان را به اتمام رسانید، به‌دست راست کبریا در اعلی علیین بنشست، bible_en_fa But hath in due times manifested his word through preaching, which is committed unto me according to the commandment of God our Saviour; و از فرشتگان افضال گردید، بمقدارآنکه اسمی بزرگتر از ایشان به میراث یافته بود. bible_en_fa To Titus, mine own son after the common faith: Grace, mercy, and peace, from God the Father and the Lord Jesus Christ our Saviour. زیرا به کدام‌یک از فرشتگان هرگز گفت که «تو پسر من هستی. من امروز تو را تولید نمودم» وایض «من او را پدر خواهم بود و او پسر من خواهدبود»؟ bible_en_fa For this cause left I thee in Crete, that thou shouldest set in order the things that are wanting, and ordain elders in every city, as I had appointed thee: و هنگامی که نخست زاده را باز به جهان می‌آورد می‌گوید که «جمیع فرشتگان خدا او راپرستش کنند.» bible_en_fa If any be blameless, the husband of one wife, having faithful children not accused of riot or unruly. و در حق فرشتگان می‌گوید که «فرشتگان خود را بادها می‌گرداند و خادمان خودرا شعله آتش.» bible_en_fa For a bishop must be blameless, as the steward of God; not selfwilled, not soon angry, not given to wine, no striker, not given to filthy lucre; اما در حق پسر: «ای خدا تخت تو تا ابدالاباد است و عصای ملکوت تو عصای راستی است. bible_en_fa But a lover of hospitality, a lover of good men, sober, just, holy, temperate; عدالت را دوست و شرارت رادشمن می‌داری. بنابراین خدا، خدای تو، تو را به روغن شادمانی بیشتر از رفقایت مسح کرده است.» bible_en_fa Holding fast the faithful word as he hath been taught, that he may be able by sound doctrine both to exhort and to convince the gainsayers. و (نیز می‌گوید: ) «تو‌ای خداوند، درابتدا زمین را بنا کردی و افلاک مصنوع دستهای تواست. bible_en_fa For there are many unruly and vain talkers and deceivers, specially they of the circumcision: آنها فانی، لکن تو باقی هستی و جمیع آنها چون جامه، مندرس خواهد شد، bible_en_fa Whose mouths must be stopped, who subvert whole houses, teaching things which they ought not, for filthy lucre's sake. و مثل ردا آنها را خواهی پیچید و تغییر خواهند یافت. لکن تو همان هستی و سالهای تو تمام نخواهدشد.» bible_en_fa One of themselves, even a prophet of their own, said, The Cretians are alway liars, evil beasts, slow bellies. و به کدام‌یک از فرشتگان هرگز گفت: «بنشین به‌دست راست من تا دشمنان تو راپای انداز تو سازم»؟آیا همگی ایشان روح های خدمتگذار نیستند که برای خدمت آنانی که وارث نجات خواهند شد، فرستاده می‌شوند؟ bible_en_fa This witness is true. Wherefore rebuke them sharply, that they may be sound in the faith; آیا همگی ایشان روح های خدمتگذار نیستند که برای خدمت آنانی که وارث نجات خواهند شد، فرستاده می‌شوند؟ bible_en_fa Not giving heed to Jewish fables, and commandments of men, that turn from the truth. لهذا لازم است که به دقت بلیغ تر آنچه راشنیدیم گوش دهیم، مبادا که از آن ربوده شویم. bible_en_fa Unto the pure all things are pure: but unto them that are defiled and unbelieving is nothing pure; but even their mind and conscience is defiled. زیرا هر گاه کلامی که بوساطت فرشتگان گفته شد برقرار گردید، بقسمی که هر تجاوز وتغافلی را جزای عادل می‌رسید، bible_en_fa They profess that they know God; but in works they deny him, being abominable, and disobedient, and unto every good work reprobate. پس ما چگونه رستگار گردیم اگر از چنین نجاتی عظیم غافل باشیم؟ که در ابتدا تکلم به آن از خداوند بود و بعدکسانی که شنیدند، بر ما ثابت گردانیدند؛ bible_en_fa But speak thou the things which become sound doctrine: درحالتی که خدا نیز با ایشان شهادت می‌داد به آیات و معجزات و انواع قوات و عطایای روح‌القدس برحسب اراده خود. bible_en_fa That the aged men be sober, grave, temperate, sound in faith, in charity, in patience. زیرا عالم آینده‌ای را که ذکر آن را می‌کنیم مطیع فرشتگان نساخت. bible_en_fa The aged women likewise, that they be in behaviour as becometh holiness, not false accusers, not given to much wine, teachers of good things; لکن کسی در موضعی شهادت داده، گفت: «چیست انسان که او را بخاطرآوری یا پسر انسان که از او تفقد نمایی؟ bible_en_fa That they may teach the young women to be sober, to love their husbands, to love their children, او را ازفرشتگان اندکی پست‌تر قرار دادی و تاج جلال واکرام را بر سر او نهادی و او را بر اعمال دستهای خود گماشتی. bible_en_fa To be discreet, chaste, keepers at home, good, obedient to their own husbands, that the word of God be not blasphemed. همه‌چیز را زیر پایهای اونهادی.» پس چون همه‌چیز را مطیع او گردانید، هیچ‌چیز را نگذاشت که مطیع او نباشد. لکن الان هنوز نمی بینیم که همه‌چیز مطیع وی شده باشد. bible_en_fa Young men likewise exhort to be sober minded. اما او را که اندکی از فرشتگان کمتر شد می‌بینیم، یعنی عیسی را که به زحمت موت تاج جلال واکرام بر سر وی نهاده شد تا به فیض خدا برای همه ذائقه موت را بچشد. bible_en_fa In all things shewing thyself a pattern of good works: in doctrine shewing uncorruptness, gravity, sincerity, زیرا او را که بخاطروی همه و از وی همه‌چیز می‌باشد، چون فرزندان بسیار را وارد جلال می‌گرداند، شایسته بود که رئیس نجات ایشان را به دردها کامل گرداند. bible_en_fa Sound speech, that cannot be condemned; that he that is of the contrary part may be ashamed, having no evil thing to say of you. زانرو که چون مقدس کننده و مقدسان همه از یک می‌باشند، از این جهت عار ندارد که ایشان را برادر بخواند. bible_en_fa Exhort servants to be obedient unto their own masters, and to please them well in all things; not answering again; چنانکه می‌گوید: «اسم تو را به برادران خود اعلام می‌کنم و در میان کلیساتو را تسبیح خواهم خواند.» bible_en_fa Not purloining, but shewing all good fidelity; that they may adorn the doctrine of God our Saviour in all things. و ایض: «من بروی توکل خواهم نمود.» و نیز: «اینک من وفرزندانی که خدا به من عطا فرمود.» bible_en_fa For the grace of God that bringeth salvation hath appeared to all men, پس چون فرزندان در خون و جسم شراکت دارند، او نیز همچنان در این هر دو شریک شد تابوساطت موت، صاحب قدرت موت یعنی ابلیس را تباه سازد، bible_en_fa Teaching us that, denying ungodliness and worldly lusts, we should live soberly, righteously, and godly, in this present world; و آنانی را که از ترس موت، تمام عمر خود را گرفتار بندگی می‌بودند، آزاد گرداند. bible_en_fa Looking for that blessed hope, and the glorious appearing of the great God and our Saviour Jesus Christ; زیرا که در حقیقت فرشتگان را دستگیری نمی نماید بلکه نسل ابراهیم را دستگیری می‌نماید. bible_en_fa Who gave himself for us, that he might redeem us from all iniquity, and purify unto himself a peculiar people, zealous of good works. از این جهت می‌بایست در هر امری مشابه برادران خود شود تا در امور خدا رئیس کهنه‌ای کریم و امین شده، کفاره گناهان قوم رابکند.زیرا که چون خود عذاب کشیده، تجربه دید استطاعت دارد که تجربه شدگان را اعانت فرماید. bible_en_fa These things speak, and exhort, and rebuke with all authority. Let no man despise thee. زیرا که چون خود عذاب کشیده، تجربه دید استطاعت دارد که تجربه شدگان را اعانت فرماید. bible_en_fa Put them in mind to be subject to principalities and powers, to obey magistrates, to be ready to every good work, بنابراین، ای برادران مقدس که در دعوت سماوی شریک هستید، در رسول و رئیس کهنه اعتراف ما یعنی عیسی تامل کنید، bible_en_fa To speak evil of no man, to be no brawlers, but gentle, shewing all meekness unto all men. که نزداو که وی را معین فرمود امین بود، چنانکه موسی نیز در تمام خانه او بود. bible_en_fa For we ourselves also were sometimes foolish, disobedient, deceived, serving divers lusts and pleasures, living in malice and envy, hateful, and hating one another. زیرا که این شخص لایق اکرامی بیشتر از موسی شمرده شد به آن اندازه‌ای که سازنده خانه را حرمت بیشتر از خانه است. bible_en_fa But after that the kindness and love of God our Saviour toward man appeared, زیرا هر خانه‌ای بدست کسی بنا می‌شود، لکن بانی همه خداست. bible_en_fa Not by works of righteousness which we have done, but according to his mercy he saved us, by the washing of regeneration, and renewing of the Holy Ghost; و موسی مثل خادم در تمام خانه او امین بود تا شهادت دهد بر چیزهایی که می‌بایست بعد گفته شود. bible_en_fa Which he shed on us abundantly through Jesus Christ our Saviour; و اما مسیح مثل پسربر خانه او. و خانه او ما هستیم بشرطی که تا به انتهابه دلیری و فخر امید خود متمسک باشیم. bible_en_fa That being justified by his grace, we should be made heirs according to the hope of eternal life. پس چنانکه روح‌القدس می‌گوید: «امروزاگر آواز او را بشنوید، bible_en_fa This is a faithful saying, and these things I will that thou affirm constantly, that they which have believed in God might be careful to maintain good works. These things are good and profitable unto men. دل خود را سخت مسازید، چنانکه در وقت جنبش دادن خشم او درروز امتحان در بیابان، bible_en_fa But avoid foolish questions, and genealogies, and contentions, and strivings about the law; for they are unprofitable and vain. جایی که پدران شما مراامتحان و آزمایش کردند و اعمال مرا تا مدت چهل سال می‌دیدند. bible_en_fa A man that is an heretick after the first and second admonition reject; از این جهت به آن گروه خشم گرفته، گفتم ایشان پیوسته در دلهای خودگمراه هستند و راههای مرا نشناختند. bible_en_fa Knowing that he that is such is subverted, and sinneth, being condemned of himself. تا درخشم خود قسم خوردم که به آرامی من داخل نخواهند شد.» bible_en_fa When I shall send Artemas unto thee, or Tychicus, be diligent to come unto me to Nicopolis: for I have determined there to winter. ‌ای برادران، باحذر باشید مبادا در یکی ازشما دل شریر و بی‌ایمان باشد که از خدای حی مرتد شوید، bible_en_fa Bring Zenas the lawyer and Apollos on their journey diligently, that nothing be wanting unto them. بلکه هر روزه همدیگر رانصیحت کنید مادامی که «امروز» خوانده می‌شود، مبادا احدی از شما به فریب گناه سخت دل گردد. bible_en_fa And let ours also learn to maintain good works for necessary uses, that they be not unfruitful. از آنرو که در مسیح شریک گشته‌ایم اگر به ابتدای اعتماد خود تا به انتهاسخت متمسک شویم. bible_en_fa All that are with me salute thee. Greet them that love us in the faith. Grace be with you all. Amen. چونکه گفته می‌شود: «امروز اگر آواز او را بشنوید، دل خود را سخت مسازید، چنانکه در وقت جنبش دادن خشم او.» bible_en_fa Paul, a prisoner of Jesus Christ, and Timothy our brother, unto Philemon our dearly beloved, and fellowlabourer, پس که بودند که شنیدند و خشم او راجنبش دادند؟ آیا تمام آن گروه نبودند که بواسطه موسی از مصر بیرون آمدند؟ bible_en_fa And to our beloved Apphia, and Archippus our fellowsoldier, and to the church in thy house: و به که تا مدت چهل سال خشمگین می‌بود؟ آیا نه به آن عاصیانی که بدنهای ایشان در صحرا ریخته شد؟ bible_en_fa Grace to you, and peace, from God our Father and the Lord Jesus Christ. و درباره که قسم خورد که به آرامی من داخل نخواهند شد، مگر آنانی را که اطاعت نکردند؟پس دانستیم که به‌سبب بی‌ایمانی نتوانستندداخل شوند. bible_en_fa I thank my God, making mention of thee always in my prayers, پس دانستیم که به‌سبب بی‌ایمانی نتوانستندداخل شوند. bible_en_fa Hearing of thy love and faith, which thou hast toward the Lord Jesus, and toward all saints; پس بترسیم مبادا با آنکه وعده دخول درآرامی وی باقی می‌باشد، ظاهر شود که احدی از شما قاصر شده باشد. bible_en_fa That the communication of thy faith may become effectual by the acknowledging of every good thing which is in you in Christ Jesus. زیرا که به ما نیز به مثال ایشان بشارت داده شد، لکن کلامی که شنیدند بدیشان نفع نبخشید، از اینرو که باشنوندگان به ایمان متحد نشدند. bible_en_fa For we have great joy and consolation in thy love, because the bowels of the saints are refreshed by thee, brother. زیرا ما که ایمان آوردیم، داخل آن آرامی می‌گردیم، چنانکه گفته است: «در خشم خود قسم خوردم که به آرامی من داخل نخواهند شد.» و حال آنکه اعمال او از آفرینش عالم به اتمام رسیده بود. bible_en_fa Wherefore, though I might be much bold in Christ to enjoin thee that which is convenient, ودر مقامی درباره روز هفتم گفت که «در روز هفتم خدا از جمیع اعمال خود آرامی گرفت.» bible_en_fa Yet for love's sake I rather beseech thee, being such an one as Paul the aged, and now also a prisoner of Jesus Christ. و بازدر این مقام که «به آرامی من داخل نخواهند شد.» bible_en_fa I beseech thee for my son Onesimus, whom I have begotten in my bonds: پس چون باقی است که بعضی داخل آن بشوند و آنانی که پیش بشارت یافتند، به‌سبب نافرمانی داخل نشدند، bible_en_fa Which in time past was to thee unprofitable, but now profitable to thee and to me: باز روزی معین می‌فرماید چونکه به زبان داود بعد از مدت مدیدی «امروز» گفت، چنانکه پیش مذکور شدکه «امروز اگر آواز او را بشنوید، دل خود راسخت مسازید.» bible_en_fa Whom I have sent again: thou therefore receive him, that is, mine own bowels: زیرا اگر یوشع ایشان را آرامی داده بود، بعد از آن دیگر را ذکر نمی کرد. bible_en_fa Whom I would have retained with me, that in thy stead he might have ministered unto me in the bonds of the gospel: پس برای قوم خدا آرامی سبت باقی می‌ماند. bible_en_fa But without thy mind would I do nothing; that thy benefit should not be as it were of necessity, but willingly. زیراهر‌که داخل آرامی او شد، او نیز از اعمال خودبیارامید، چنانکه خدا از اعمال خویش. bible_en_fa For perhaps he therefore departed for a season, that thou shouldest receive him for ever; پس جد و جهد بکنیم تا به آن آرامی داخل شویم، مبادا کسی در آن نافرمانی عبرت آمیز بیفتد. bible_en_fa Not now as a servant, but above a servant, a brother beloved, specially to me, but how much more unto thee, both in the flesh, and in the Lord? زیرا کلام خدا زنده و مقتدر و برنده تر است ازهر شمشیر دودم و فرورونده تا جدا کند نفس وروح و مفاصل و مغز را و ممیز افکار و نیتهای قلب است، bible_en_fa If thou count me therefore a partner, receive him as myself. و هیچ خلقت از نظر او مخفی نیست بلکه همه‌چیز در چشمان او که کار ما باوی است، برهنه و منکشف می‌باشد. bible_en_fa If he hath wronged thee, or oweth thee ought, put that on mine account; پس چون رئیس کهنه عظیمی داریم که ازآسمانها درگذشته است یعنی عیسی، پسر خدا، اعتراف خود را محکم بداریم. bible_en_fa I Paul have written it with mine own hand, I will repay it: albeit I do not say to thee how thou owest unto me even thine own self besides. زیرا رئیس کهنه‌ای نداریم که نتواند همدرد ضعفهای مابشود، بلکه آزموده شده در هر چیز به مثال مابدون گناه.پس با دلیری نزدیک به تخت فیض بیاییم تا رحمت بیابیم و فیضی را حاصل کنیم که در وقت ضرورت (ما را) اعانت کند. bible_en_fa Yea, brother, let me have joy of thee in the Lord: refresh my bowels in the Lord. پس با دلیری نزدیک به تخت فیض بیاییم تا رحمت بیابیم و فیضی را حاصل کنیم که در وقت ضرورت (ما را) اعانت کند. bible_en_fa Having confidence in thy obedience I wrote unto thee, knowing that thou wilt also do more than I say. زیرا که هر رئیس کهنه از میان آدمیان گرفته شده، برای آدمیان مقرر می‌شود در امورالهی تا هدایا و قربانی‌ها برای گناهان بگذراند؛ bible_en_fa But withal prepare me also a lodging: for I trust that through your prayers I shall be given unto you. که با جاهلان و گمراهان می‌تواند ملایمت کند، چونکه او نیز در کمزوری گرفته شده است. bible_en_fa There salute thee Epaphras, my fellowprisoner in Christ Jesus; و به‌سبب این کمزوری، او را لازم است چنانکه برای قوم، همچنین برای خویشتن نیز قربانی برای گناهان بگذراند. bible_en_fa Marcus, Aristarchus, Demas, Lucas, my fellowlabourers. و کسی این مرتبه را برای خودنمی گیرد، مگر وقتی که خدا او را بخواند، چنانکه هارون را. bible_en_fa The grace of our Lord Jesus Christ be with your spirit. Amen. و همچنین مسیح نیز خود را جلال نداد که رئیس کهنه بشود، بلکه او که به وی گفت: «تو پسر من هستی؛ من امروز تو را تولید نمودم.» bible_en_fa God, who at sundry times and in divers manners spake in time past unto the fathers by the prophets, چنانکه در مقام دیگر نیز می‌گوید: «تو تا به ابدکاهن هستی بر رتبه ملکیصدق.» bible_en_fa Hath in these last days spoken unto us by his Son, whom he hath appointed heir of all things, by whom also he made the worlds; و او در ایام بشریت خود، چونکه با فریادشدید و اشکها نزد او که به رهانیدنش از موت قادر بود، تضرع و دعای بسیار کرد و به‌سبب تقوای خویش مستجاب گردید، bible_en_fa Who being the brightness of his glory, and the express image of his person, and upholding all things by the word of his power, when he had by himself purged our sins, sat down on the right hand of the Majesty on high; هر‌چند پسربود، به مصیبتهایی که کشید، اطاعت را آموخت bible_en_fa Being made so much better than the angels, as he hath by inheritance obtained a more excellent name than they. و کامل شده، جمیع مطیعان خود را سبب نجات جاودانی گشت. bible_en_fa For unto which of the angels said he at any time, Thou art my Son, this day have I begotten thee? And again, I will be to him a Father, and he shall be to me a Son? و خدا او را به رئیس کهنه مخاطب ساخت به رتبه ملکیصدق. bible_en_fa And again, when he bringeth in the firstbegotten into the world, he saith, And let all the angels of God worship him. که درباره او ما را سخنان بسیار است که شرح آنها مشکل می‌باشد چونکه گوشهای شماسنگین شده است. bible_en_fa And of the angels he saith, Who maketh his angels spirits, and his ministers a flame of fire. زیرا که هر‌چند با این طول زمان شما را می‌باید معلمان باشید، باز محتاجیدکه کسی اصول و مبادی الهامات خدا را به شمابیاموزد و محتاج شیر شدید نه غذای قوی. bible_en_fa But unto the Son he saith, Thy throne, O God, is for ever and ever: a sceptre of righteousness is the sceptre of thy kingdom. زیرا هر‌که شیرخواره باشد، در کلام عدالت ناآزموده است، چونکه طفل است.اما غذای قوی از آن بالغان است که حواس خود را به موجب عادت، ریاضت داده‌اند تا تمییز نیک و بدرا بکنند. bible_en_fa Thou hast loved righteousness, and hated iniquity; therefore God, even thy God, hath anointed thee with the oil of gladness above thy fellows. اما غذای قوی از آن بالغان است که حواس خود را به موجب عادت، ریاضت داده‌اند تا تمییز نیک و بدرا بکنند. bible_en_fa And, Thou, Lord, in the beginning hast laid the foundation of the earth; and the heavens are the works of thine hands: بنابراین، از کلام ابتدای مسیح درگذشته، به سوی کمال سبقت بجوییم و بار دیگر بنیادتوبه از اعمال مرده و ایمان به خدا ننهیم، bible_en_fa They shall perish; but thou remainest; and they all shall wax old as doth a garment; وتعلیم تعمیدها و نهادن دستها و قیامت مردگان وداوری جاودانی را. bible_en_fa And as a vesture shalt thou fold them up, and they shall be changed: but thou art the same, and thy years shall not fail. و این را به‌جا خواهیم آوردهر گاه خدا اجازت دهد. bible_en_fa But to which of the angels said he at any time, Sit on my right hand, until I make thine enemies thy footstool? زیرا آنانی که یک بار منور گشتند و لذت عطای سماوی را چشیدند و شریک روح‌القدس گردیدند bible_en_fa Are they not all ministering spirits, sent forth to minister for them who shall be heirs of salvation? و لذت کلام نیکوی خدا و قوات عالم آینده را چشیدند، bible_en_fa Therefore we ought to give the more earnest heed to the things which we have heard, lest at any time we should let them slip. اگر بیفتند، محال است که ایشان را بار دیگر برای توبه تازه سازند، در حالتی که پسر خدا را برای خود باز مصلوب می‌کنند واو را بی‌حرمت می‌سازند. bible_en_fa For if the word spoken by angels was stedfast, and every transgression and disobedience received a just recompence of reward; زیرا زمینی که بارانی را که بارها بر آن می‌افتد، می‌خورد و نباتات نیکو برای فلاحان خود می‌رویاند، از خدا برکت می‌یابد. bible_en_fa How shall we escape, if we neglect so great salvation; which at the first began to be spoken by the Lord, and was confirmed unto us by them that heard him; لکن اگر خار و خسک می‌رویاند، متروک و قرین به لعنت و در آخر، سوخته می‌شود. bible_en_fa God also bearing them witness, both with signs and wonders, and with divers miracles, and gifts of the Holy Ghost, according to his own will? اما‌ای عزیزان در حق شما چیزهای بهتر وقرین نجات را یقین می‌داریم، هر‌چند بدینطورسخن می‌گوییم. bible_en_fa For unto the angels hath he not put in subjection the world to come, whereof we speak. زیرا خدا بی‌انصاف نیست که عمل شما و آن محبت را که به اسم او از خدمت مقدسین که در آن مشغول بوده و هستید ظاهرکرده‌اید، فراموش کند. bible_en_fa But one in a certain place testified, saying, What is man, that thou art mindful of him? or the son of man, that thou visitest him? لکن آرزوی این داریم که هر یک از شما همین جد و جهد را برای یقین کامل امید تا به انتها ظاهر نمایید، bible_en_fa Thou madest him a little lower than the angels; thou crownedst him with glory and honour, and didst set him over the works of thy hands: و کاهل مشوید بلکه اقتدا کنید آنانی را که به ایمان و صبروارث وعده‌ها می‌باشند. bible_en_fa Thou hast put all things in subjection under his feet. For in that he put all in subjection under him, he left nothing that is not put under him. But now we see not yet all things put under him. زیرا وقتی که خدا به ابراهیم وعده داد، چون به بزرگتر از خود قسم نتوانست خورد، به خود قسم خورده، گفت: bible_en_fa But we see Jesus, who was made a little lower than the angels for the suffering of death, crowned with glory and honour; that he by the grace of God should taste death for every man. «هرآینه من تو رابرکت عظیمی خواهم داد و تو را بی‌نهایت کثیرخواهم گردانید.» bible_en_fa For it became him, for whom are all things, and by whom are all things, in bringing many sons unto glory, to make the captain of their salvation perfect through sufferings. و همچنین چون صبر کرد، آن وعده را یافت. bible_en_fa For both he that sanctifieth and they who are sanctified are all of one: for which cause he is not ashamed to call them brethren, زیرا مردم به آنکه بزرگتراست، قسم می‌خورند و نهایت هر مخاصمه ایشان قسم است تا اثبات شود. bible_en_fa Saying, I will declare thy name unto my brethren, in the midst of the church will I sing praise unto thee. از اینرو، چون خدا خواست که عدم تغییر اراده خود را به وارثان وعده به تاکید بی‌شمار ظاهر سازد، قسم در میان آورد. bible_en_fa And again, I will put my trust in him. And again, Behold I and the children which God hath given me. تا به دو امر بی‌تغییر که ممکن نیست خدادر مورد آنها دروغ گوید، تسلی قوی حاصل شود برای ما که پناه بردیم تا به آن امیدی که در پیش ما گذارده شده است تمسک جوییم، bible_en_fa Forasmuch then as the children are partakers of flesh and blood, he also himself likewise took part of the same; that through death he might destroy him that had the power of death, that is, the devil; وآن را مثل لنگری برای جان خود ثابت و پایدارداریم که در درون حجاب داخل شده است،جایی که آن پیشرو برای ما داخل شد یعنی عیسی که بر رتبه ملکیصدق، رئیس کهنه گردید تاابدالاباد. bible_en_fa And deliver them who through fear of death were all their lifetime subject to bondage. جایی که آن پیشرو برای ما داخل شد یعنی عیسی که بر رتبه ملکیصدق، رئیس کهنه گردید تاابدالاباد. bible_en_fa For verily he took not on him the nature of angels; but he took on him the seed of Abraham. زیرا این ملکیصدق، پادشاه سالیم و کاهن خدای تعالی، هنگامی که ابراهیم ازشکست دادن ملوک، مراجعت می‌کرد، او رااستقبال کرده، بدو برکت داد. bible_en_fa Wherefore in all things it behoved him to be made like unto his brethren, that he might be a merciful and faithful high priest in things pertaining to God, to make reconciliation for the sins of the people. و ابراهیم نیز ازهمه‌چیزها ده‌یک بدو داد؛ که او اول ترجمه شده «پادشاه عدالت» است و بعد ملک سالیم نیز یعنی «پادشاه سلامتی». bible_en_fa For in that he himself hath suffered being tempted, he is able to succour them that are tempted. بی‌پدر و بی‌مادر وبی نسب نامه و بدون ابتدای ایام و انتهای حیات بلکه به شبیه پسر خدا شده، کاهن دایمی می‌ماند. bible_en_fa Wherefore, holy brethren, partakers of the heavenly calling, consider the Apostle and High Priest of our profession, Christ Jesus; پس ملاحظه کنید که این شخص چقدربزرگ بود که ابراهیم پاتریارخ نیز از بهترین غنایم، ده‌یک بدو داد. bible_en_fa Who was faithful to him that appointed him, as also Moses was faithful in all his house. و اما از اولاد لاوی کسانی که کهانت را می‌یابند، حکم دارند که از قوم بحسب شریعت ده‌یک بگیرند، یعنی از برادران خود، باآنکه ایشان نیز از صلب ابراهیم پدید آمدند. bible_en_fa For this man was counted worthy of more glory than Moses, inasmuch as he who hath builded the house hath more honour than the house. لکن آن کس که نسبتی بدیشان نداشت، ازابراهیم ده‌یک گرفته و صاحب وعده‌ها را برکت داده است. bible_en_fa For every house is builded by some man; but he that built all things is God. و بدون هر شبهه، کوچک از بزرگ برکت داده می‌شود. bible_en_fa And Moses verily was faithful in all his house, as a servant, for a testimony of those things which were to be spoken after; و در اینجا مردمان مردنی ده‌یک می‌گیرند، اما در آنجا کسی‌که بر زنده بودن وی شهادت داده می‌شود. bible_en_fa But Christ as a son over his own house; whose house are we, if we hold fast the confidence and the rejoicing of the hope firm unto the end. حتی آنکه گویا می توان گفت که بوساطت ابراهیم از همان لاوی که ده‌یک می‌گیرد، ده‌یک گرفته شد، bible_en_fa Wherefore (as the Holy Ghost saith, To day if ye will hear his voice, زیرا که هنوز در صلب پدر خود بود هنگامی که ملکیصدق او را استقبال کرد. bible_en_fa Harden not your hearts, as in the provocation, in the day of temptation in the wilderness: و دیگر اگر از کهانت لاوی، کمال حاصل می‌شد (زیرا قوم شریعت را بر آن یافتند)، باز چه احتیاج می‌بود که کاهنی دیگر بر رتبه ملکیصدق مبعوث شود و مذکور شود که بر رتبه هارون نیست؟ bible_en_fa When your fathers tempted me, proved me, and saw my works forty years. زیرا هر گاه کهانت تغییر می‌پذیرد، البته شریعت نیز تبدیل می‌یابد. bible_en_fa Wherefore I was grieved with that generation, and said, They do alway err in their heart; and they have not known my ways. زیرا او که این سخنان در حق وی گفته می‌شود، از سبط دیگرظاهر شده است که احدی از آن، خدمت قربانگاه را نکرده است. bible_en_fa So I sware in my wrath, They shall not enter into my rest.) زیرا واضح است که خداوند مااز سبط یهودا طلوع فرمود که موسی در حق آن سبط از جهت کهانت هیچ نگفت. bible_en_fa Take heed, brethren, lest there be in any of you an evil heart of unbelief, in departing from the living God. و نیز بیشتر مبین است از اینکه به مثال ملکیصدق کاهنی بطور دیگر باید ظهور نماید bible_en_fa But exhort one another daily, while it is called To day; lest any of you be hardened through the deceitfulness of sin. که به شریعت و احکام جسمی مبعوث نشودبلکه به قوت حیات غیرفانی. bible_en_fa For we are made partakers of Christ, if we hold the beginning of our confidence stedfast unto the end; زیرا شهادت داده شد که «تو تا به ابد کاهن هستی بر رتبه ملکیصدق.» bible_en_fa While it is said, To day if ye will hear his voice, harden not your hearts, as in the provocation. زیرا که حاصل می‌شود هم نسخ حکم سابق بعلت ضعف و عدم فایده آن bible_en_fa For some, when they had heard, did provoke: howbeit not all that came out of Egypt by Moses. (از آن جهت که شریعت هیچ‌چیز را کامل نمی گرداند)، و هم برآوردن امید نیکوتر که به آن تقرب به خدامی جوییم. bible_en_fa But with whom was he grieved forty years? was it not with them that had sinned, whose carcases fell in the wilderness? و بقدر آنکه این بدون قسم نمی باشد. bible_en_fa And to whom sware he that they should not enter into his rest, but to them that believed not? زیرا ایشان بی‌قسم کاهن شده‌اند ولیکن این با قسم از او که به وی می‌گوید: «خداوند قسم خورد و تغییر اراده نخواهد داد که تو کاهن ابدی هستی بر رتبه ملکیصدق.» bible_en_fa So we see that they could not enter in because of unbelief. به همین قدرنیکوتر است آن عهدی که عیسی ضامن آن گردید. bible_en_fa Let us therefore fear, lest, a promise being left us of entering into his rest, any of you should seem to come short of it. و ایشان کاهنان بسیار می‌شوند، ازجهت آنکه موت از باقی بودن ایشان مانع است. bible_en_fa For unto us was the gospel preached, as well as unto them: but the word preached did not profit them, not being mixed with faith in them that heard it. لکن وی چون تا به ابد باقی است، کهانت بی‌زوال دارد. bible_en_fa For we which have believed do enter into rest, as he said, As I have sworn in my wrath, if they shall enter into my rest: although the works were finished from the foundation of the world. از این جهت نیز قادر است که آنانی را که بوسیله وی نزد خدا آیند، نجات بی‌نهایت بخشد، چونکه دائم زنده است تاشفاعت ایشان را بکند. bible_en_fa For he spake in a certain place of the seventh day on this wise, And God did rest the seventh day from all his works. زیرا که ما را چنین رئیس کهنه شایسته است، قدوس و بی‌آزار و بی‌عیب و از گناهکاران جدا شده و از آسمانها بلندتر گردیده bible_en_fa And in this place again, If they shall enter into my rest. که هرروز محتاج نباشد به مثال آن روسای کهنه که اول برای گناهان خود و بعد برای قوم قربانی بگذراند، چونکه این را یک بار فقط به‌جا آورد هنگامی که خود را به قربانی گذرانید.از آنرو که شریعت مردمانی را که کمزوری دارند کاهن می‌سازد، لکن کلام قسم که بعد از شریعت است، پسر را که تاابدالاباد کامل شده است. bible_en_fa Seeing therefore it remaineth that some must enter therein, and they to whom it was first preached entered not in because of unbelief: از آنرو که شریعت مردمانی را که کمزوری دارند کاهن می‌سازد، لکن کلام قسم که بعد از شریعت است، پسر را که تاابدالاباد کامل شده است. bible_en_fa Again, he limiteth a certain day, saying in David, To day, after so long a time; as it is said, To day if ye will hear his voice, harden not your hearts. پس مقصود عمده از این کلام این است که برای ما چنین رئیس کهنه‌ای هست که درآسمانها به‌دست راست تخت کبریا نشسته است، bible_en_fa For if Jesus had given them rest, then would he not afterward have spoken of another day. که خادم مکان اقدس و آن خیمه حقیقی است که خداوند آن را برپا نمود نه انسان. bible_en_fa There remaineth therefore a rest to the people of God. زیرا که هررئیس کهنه مقرر می‌شود تا هدایا و قربانی هابگذراند؛ و از این جهت واجب است که او را نیزچیزی باشد که بگذراند. bible_en_fa For he that is entered into his rest, he also hath ceased from his own works, as God did from his. پس اگر بر زمین می بود، کاهن نمی بود چون کسانی هستند که به قانون شریعت هدایا را می‌گذرانند. bible_en_fa Let us labour therefore to enter into that rest, lest any man fall after the same example of unbelief. و ایشان شبیه و سایه چیزهای آسمانی را خدمت می‌کنند، چنانکه موسی ملهم شد هنگامی که عازم بود که خیمه را بسازد، زیرا بدو می‌گوید: «آگاه باش که همه‌چیز را به آن نمونه‌ای که در کوه به تو نشان داده شد بسازی.» bible_en_fa For the word of God is quick, and powerful, and sharper than any twoedged sword, piercing even to the dividing asunder of soul and spirit, and of the joints and marrow, and is a discerner of the thoughts and intents of the heart. لکن الان او خدمت نیکوتر یافته است، به مقداری که متوسط عهدنیکوتر نیز هست که بر وعده های نیکوتر مرتب است. bible_en_fa Neither is there any creature that is not manifest in his sight: but all things are naked and opened unto the eyes of him with whom we have to do. زیرا اگر آن اول بی‌عیب می‌بود، جایی برای دیگری طلب نمی شد. bible_en_fa Seeing then that we have a great high priest, that is passed into the heavens, Jesus the Son of God, let us hold fast our profession. چنانکه ایشان را ملامت کرده، می‌گوید: «خداوند می‌گوید اینک ایامی می‌آید که با خاندان اسرائیل و خاندان یهوداعهدی تازه استوار خواهم نمود. bible_en_fa For we have not an high priest which cannot be touched with the feeling of our infirmities; but was in all points tempted like as we are, yet without sin. نه مثل آن عهدی که با پدران ایشان بستم، در روزی که من ایشان را دستگیری نمودم تا از زمین مصربرآوردم، زیرا که ایشان در عهد من ثابت نماندند. پس خداوند می‌گوید من ایشان را واگذاردم. bible_en_fa Let us therefore come boldly unto the throne of grace, that we may obtain mercy, and find grace to help in time of need. وخداوند می‌گوید این است آن عهدی که بعد از آن ایام با خاندان اسرائیل استوار خواهم داشت که احکام خود را در خاطر ایشان خواهم نهاد و بردل ایشان مرقوم خواهم داشت و ایشان را خداخواهم بود و ایشان مرا قوم خواهند بود. bible_en_fa For every high priest taken from among men is ordained for men in things pertaining to God, that he may offer both gifts and sacrifices for sins: ودیگر کسی همسایه و برادر خود را تعلیم نخواهدداد و نخواهد گفت خداوند را بشناس زیرا که همه از خرد و بزرگ مرا خواهند شناخت. bible_en_fa Who can have compassion on the ignorant, and on them that are out of the way; for that he himself also is compassed with infirmity. زیرابر تقصیرهای ایشان ترحم خواهم فرمود وگناهانشان را دیگر به یاد نخواهم آورد.»پس چون «تازه» گفت، اول را کهنه ساخت؛ و آنچه کهنه و پیر شده است، مشرف بر زوال است. bible_en_fa And by reason hereof he ought, as for the people, so also for himself, to offer for sins. پس چون «تازه» گفت، اول را کهنه ساخت؛ و آنچه کهنه و پیر شده است، مشرف بر زوال است. bible_en_fa And no man taketh this honour unto himself, but he that is called of God, as was Aaron. خلاصه آن عهد اول را نیز فرایض خدمت و قدس دنیوی بود. bible_en_fa So also Christ glorified not himself to be made an high priest; but he that said unto him, Thou art my Son, to day have I begotten thee. زیرا خیمه اول نصب شد که در آن بود چراغدان و میز و نان تقدمه، و آن به قدس مسمی گردید. bible_en_fa As he saith also in another place, Thou art a priest for ever after the order of Melchisedec. و در پشت پرده دوم بودآن خیمه‌ای که به قدس‌الاقداس مسمی است، bible_en_fa Who in the days of his flesh, when he had offered up prayers and supplications with strong crying and tears unto him that was able to save him from death, and was heard in that he feared; که در آن بود مجمره زرین و تابوت شهادت که همه اطرافش به طلا آراسته بود؛ و در آن بود حقه طلا که پر از من بود و عصای هارون که شکوفه آورده بود و دو لوح عهد. bible_en_fa Though he were a Son, yet learned he obedience by the things which he suffered; و بر زبر آن کروبیان جلال که بر تخت رحمت سایه‌گستر می‌بودند والان جای تفصیل آنها نیست. bible_en_fa And being made perfect, he became the author of eternal salvation unto all them that obey him; پس چون این چیزها بدینطور آراسته شد، کهنه بجهت ادای لوازم خدمت، پیوسته به خیمه اول درمی آیند. bible_en_fa Called of God an high priest after the order of Melchisedec. لکن در دوم سالی یک مرتبه رئیس کهنه‌تنها داخل می‌شود؛ و آن هم نه بدون خونی که برای خود و برای جهالات قوم می‌گذراند. bible_en_fa Of whom we have many things to say, and hard to be uttered, seeing ye are dull of hearing. که به این همه روح‌القدس اشاره می‌نماید بر اینکه مادامی که خیمه اول برپاست، راه مکان اقدس ظاهر نمی شود. bible_en_fa For when for the time ye ought to be teachers, ye have need that one teach you again which be the first principles of the oracles of God; and are become such as have need of milk, and not of strong meat. و این مثلی است برای زمان حاضر که بحسب آن هدایا وقربانی‌ها را می‌گذرانند که قوت ندارد که عبادت‌کننده را از جهت ضمیر کامل گرداند، bible_en_fa For every one that useth milk is unskilful in the word of righteousness: for he is a babe. چونکه اینها با چیزهای خوردنی و آشامیدنی و طهارات مختلفه، فقط فرایض جسدی است که تا زمان اصلاح مقرر شده است. bible_en_fa But strong meat belongeth to them that are of full age, even those who by reason of use have their senses exercised to discern both good and evil. لیکن مسیح چون ظاهر شد تا رئیس کهنه نعمتهای آینده باشد، به خیمه بزرگتر و کاملتر وناساخته شده به‌دست یعنی که از این خلقت نیست، bible_en_fa Therefore leaving the principles of the doctrine of Christ, let us go on unto perfection; not laying again the foundation of repentance from dead works, and of faith toward God, و نه به خون بزها و گوساله‌ها، بلکه به خون خود، یک مرتبه فقط به مکان اقدس داخل شد و فدیه ابدی را یافت. bible_en_fa Of the doctrine of baptisms, and of laying on of hands, and of resurrection of the dead, and of eternal judgment. زیرا هر گاه خون بزها و گاوان و خاکستر گوساله چون بر آلودگان پاشیده می‌شود، تا به طهارت جسمی مقدس می‌سازد، bible_en_fa And this will we do, if God permit. پس آیا چند مرتبه زیاده، خون مسیح که به روح ازلی خویشتن را بی‌عیب به خداگذرانید، ضمیر شما را از اعمال مرده طاهرنخواهد ساخت تا خدای زنده را خدمت نمایید؟ bible_en_fa For it is impossible for those who were once enlightened, and have tasted of the heavenly gift, and were made partakers of the Holy Ghost, و از این جهت او متوسط عهد تازه‌ای است تا چون موت برای کفاره تقصیرات عهد اول بوقوع آمد، خوانده‌شدگان وعده میراث ابدی رابیابند. bible_en_fa And have tasted the good word of God, and the powers of the world to come, زیرا در هر جایی که وصیتی است، لابداست که موت وصیت‌کننده را تصور کنند، bible_en_fa If they shall fall away, to renew them again unto repentance; seeing they crucify to themselves the Son of God afresh, and put him to an open shame. زیرا که وصیت بعد از موت ثابت می‌شود؛ زیرامادامی که وصیت‌کننده زنده است، استحکامی ندارد. bible_en_fa For the earth which drinketh in the rain that cometh oft upon it, and bringeth forth herbs meet for them by whom it is dressed, receiveth blessing from God: و از اینرو، آن اول نیز بدون خون برقرارنشد. bible_en_fa But that which beareth thorns and briers is rejected, and is nigh unto cursing; whose end is to be burned. زیرا که چون موسی تمامی احکام رابحسب شریعت، به سمع قوم رسانید، خون گوساله‌ها و بزها را با آب و پشم قرمز و زوفاگرفته، آن را بر خود کتاب و تمامی قوم پاشید؛ bible_en_fa But, beloved, we are persuaded better things of you, and things that accompany salvation, though we thus speak. و گفت: «این است خون آن عهدی که خداباشما قرار داد.» bible_en_fa For God is not unrighteous to forget your work and labour of love, which ye have shewed toward his name, in that ye have ministered to the saints, and do minister. و همچنین خیمه و جمیع آلات خدمت را نیز به خون بیالود. bible_en_fa And we desire that every one of you do shew the same diligence to the full assurance of hope unto the end: و بحسب شریعت، تقریب همه‌چیز به خون طاهر می‌شود وبدون ریختن خون، آمرزش نیست. bible_en_fa That ye be not slothful, but followers of them who through faith and patience inherit the promises. پس لازم بود که مثل های چیزهای سماوی به اینها طاهر شود، لکن خود سماویات به قربانی های نیکوتر از اینها. bible_en_fa For when God made promise to Abraham, because he could swear by no greater, he sware by himself, زیرا مسیح به قدس ساخته شده به‌دست داخل نشد که مثال مکان حقیقی است؛ بلکه به خود آسمان تا آنکه الان درحضور خدا بجهت ما ظاهر شود. bible_en_fa Saying, Surely blessing I will bless thee, and multiplying I will multiply thee. و نه آنکه جان خود را بارها قربانی کند، مانند آن رئیس کهنه که هر سال با خون دیگری به مکان اقدس داخل می‌شود؛ bible_en_fa And so, after he had patiently endured, he obtained the promise. زیرا در این صورت می‌بایست که او از بنیاد عالم بارها زحمت کشیده باشد. لکن الان یک مرتبه در اواخر عالم ظاهر شد تا به قربانی خود، گناه را محو سازد. bible_en_fa For men verily swear by the greater: and an oath for confirmation is to them an end of all strife. و چنانکه مردم را یک بار مردن و بعد از آن جزا یافتن مقرر است،همچنین مسیح نیز چون یک بار قربانی شد تاگناهان بسیاری را رفع نماید، بار دیگر بدون گناه، برای کسانی که منتظر او می‌باشند، ظاهر خواهدشد بجهت نجات. bible_en_fa Wherein God, willing more abundantly to shew unto the heirs of promise the immutability of his counsel, confirmed it by an oath: همچنین مسیح نیز چون یک بار قربانی شد تاگناهان بسیاری را رفع نماید، بار دیگر بدون گناه، برای کسانی که منتظر او می‌باشند، ظاهر خواهدشد بجهت نجات. bible_en_fa That by two immutable things, in which it was impossible for God to lie, we might have a strong consolation, who have fled for refuge to lay hold upon the hope set before us: زیرا که چون شریعت را سایه نعمتهای آینده است، نه نفس صورت آن چیزها، آن هرگز نمی تواند هر سال به همان قربانی هایی که پیوسته می‌گذرانند، تقرب جویندگان را کامل گرداند. bible_en_fa Which hope we have as an anchor of the soul, both sure and stedfast, and which entereth into that within the veil; والا آیا گذرانیدن آنها موقوف نمی شدچونکه عبادت‌کنندگان، بعد از آنکه یک بار پاک شدند، دیگر حس گناهان را در ضمیر نمی داشتند؟ bible_en_fa Whither the forerunner is for us entered, even Jesus, made an high priest for ever after the order of Melchisedec. بلکه در اینها هر سال یادگاری گناهان می‌شود. bible_en_fa For this Melchisedec, king of Salem, priest of the most high God, who met Abraham returning from the slaughter of the kings, and blessed him; زیرا محال است که خون گاوهاو بزها رفع گناهان را بکند. bible_en_fa To whom also Abraham gave a tenth part of all; first being by interpretation King of righteousness, and after that also King of Salem, which is, King of peace; لهذا هنگامی که داخل جهان می‌شود، می‌گوید: «قربانی و هدیه را نخواستی، لکن جسدی برای من مهیا ساختی. bible_en_fa Without father, without mother, without descent, having neither beginning of days, nor end of life; but made like unto the Son of God; abideth a priest continually. به قربانی های سوختنی و قربانی های گناه رغبت نداشتی. bible_en_fa Now consider how great this man was, unto whom even the patriarch Abraham gave the tenth of the spoils. آنگاه گفتم، اینک می‌آیم (در طومار کتاب درحق من مکتوب است ) تا اراده تو را‌ای خدا بجاآورم.» bible_en_fa And verily they that are of the sons of Levi, who receive the office of the priesthood, have a commandment to take tithes of the people according to the law, that is, of their brethren, though they come out of the loins of Abraham: چون پیش می‌گوید: «هدایا و قربانی‌ها وقربانی های سوختنی و قربانی های گناه رانخواستی و به آنها رغبت نداشتی، » که آنها رابحسب شریعت می‌گذرانند، bible_en_fa But he whose descent is not counted from them received tithes of Abraham, and blessed him that had the promises. بعد گفت که «اینک می‌آیم تا اراده تو را‌ای خدا بجا آورم.» پس اول را برمی دارد، تا دوم را استوار سازد. bible_en_fa And without all contradiction the less is blessed of the better. و به این اراده مقدس شده‌ایم، به قربانی جسد عیسی مسیح، یک مرتبه فقط. bible_en_fa And here men that die receive tithes; but there he receiveth them, of whom it is witnessed that he liveth. و هر کاهن هر روزه به خدمت مشغول بوده، می‌ایستد وهمان قربانی‌ها را مکرر می‌گذراند که هرگز رفع گناهان را نمی تواند کرد. bible_en_fa And as I may so say, Levi also, who receiveth tithes, payed tithes in Abraham. لکن او چون یک قربانی برای گناهان گذرانید، به‌دست راست خدابنشست تا ابدالاباد. bible_en_fa For he was yet in the loins of his father, when Melchisedec met him. و بعد از آن منتظر است تادشمنانش پای انداز او شوند. bible_en_fa If therefore perfection were by the Levitical priesthood, (for under it the people received the law,) what further need was there that another priest should rise after the order of Melchisedec, and not be called after the order of Aaron? از آنرو که به یک قربانی مقدسان را کامل گردانیده است تا ابدالاباد. bible_en_fa For the priesthood being changed, there is made of necessity a change also of the law. و روح‌القدس نیزبرای ما شهادت می‌دهد، زیرا بعد از آنکه گفته بود: bible_en_fa For he of whom these things are spoken pertaineth to another tribe, of which no man gave attendance at the altar. «این است آن عهدی که بعد از آن ایام باایشان خواهم بست، خداوند می‌گوید احکام خود را در دلهای ایشان خواهم نهاد و بر ذهن ایشان مرقوم خواهم داشت، bible_en_fa For it is evident that our Lord sprang out of Juda; of which tribe Moses spake nothing concerning priesthood. (باز می‌گوید) وگناهان و خطایای ایشان را دیگر به یاد نخواهم آورد.» bible_en_fa And it is yet far more evident: for that after the similitude of Melchisedec there ariseth another priest, اما جایی که آمرزش اینها هست، دیگرقربانی گناهان نیست. bible_en_fa Who is made, not after the law of a carnal commandment, but after the power of an endless life. پس‌ای برادران، چونکه به خون عیسی دلیری داریم تا به مکان اقدس داخل شویم bible_en_fa For he testifieth, Thou art a priest for ever after the order of Melchisedec. ازطریق تازه و زنده که آن را بجهت ما از میان پرده یعنی جسم خود مهیا نموده است، bible_en_fa For there is verily a disannulling of the commandment going before for the weakness and unprofitableness thereof. و کاهنی بزرگ را بر خانه خدا داریم، bible_en_fa For the law made nothing perfect, but the bringing in of a better hope did; by the which we draw nigh unto God. پس به دل راست، در یقین ایمان، دلهای خود را از ضمیر بد پاشیده و بدنهای خود را به آب پاک غسل داده، نزدیک بیاییم؛ bible_en_fa And inasmuch as not without an oath he was made priest: و اعتراف امید را محکم نگاه داریم زیراکه وعده‌دهنده امین است. bible_en_fa (For those priests were made without an oath; but this with an oath by him that said unto him, The Lord sware and will not repent, Thou art a priest for ever after the order of Melchisedec:) و ملاحظه یکدیگررا بنماییم تا به محبت و اعمال نیکو ترغیب نماییم. bible_en_fa By so much was Jesus made a surety of a better testament. و از با هم آمدن در جماعت غافل نشویم چنانکه بعضی را عادت است، بلکه یکدیگر را نصیحت کنیم و زیادتر به اندازه‌ای که می‌بینید که آن روز نزدیک می‌شود. bible_en_fa And they truly were many priests, because they were not suffered to continue by reason of death: زیرا که بعد از پذیرفتن معرفت راستی اگرعمد گناهکار شویم، دیگر قربانی گناهان باقی نیست، bible_en_fa But this man, because he continueth ever, hath an unchangeable priesthood. بلکه انتظار هولناک عذاب و غیرت آتشی که مخالفان را فرو خواهد برد. bible_en_fa Wherefore he is able also to save them to the uttermost that come unto God by him, seeing he ever liveth to make intercession for them. هر‌که شریعت موسی را خوار شمرد، بدون رحم به دویا سه شاهد کشته می‌شود. bible_en_fa For such an high priest became us, who is holy, harmless, undefiled, separate from sinners, and made higher than the heavens; پس به چه مقدارگمان می‌کنید که آن کس، مستحق عقوبت سخت‌تر شمرده خواهد شد که پسر خدا راپایمال کرد و خون عهدی را که به آن مقدس گردانیده شد، ناپاک شمرد و روح نعمت رابی حرمت کرد؟ bible_en_fa Who needeth not daily, as those high priests, to offer up sacrifice, first for his own sins, and then for the people's: for this he did once, when he offered up himself. زیرا می‌شناسیم او را که گفته است: «خداوند می‌گوید انتقام از آن من است؛ من مکافات خواهم داد.» و ایض: «خداوند قوم خودرا داوری خواهد نمود.» bible_en_fa For the law maketh men high priests which have infirmity; but the word of the oath, which was since the law, maketh the Son, who is consecrated for evermore. افتادن به‌دستهای خدای زنده چیزی هولناک است. bible_en_fa Now of the things which we have spoken this is the sum: We have such an high priest, who is set on the right hand of the throne of the Majesty in the heavens; ولیکن ایام سلف را به یاد آورید که بعد ازآنکه منور گردیدید، متحمل مجاهده‌ای عظیم ازدردها شدید، bible_en_fa A minister of the sanctuary, and of the true tabernacle, which the Lord pitched, and not man. چه از اینکه از دشنامها وزحمات تماشای مردم می‌شدید، و چه از آنکه شریک با کسانی می‌بودید که در چنین چیزها بسرمی بردند. bible_en_fa For every high priest is ordained to offer gifts and sacrifices: wherefore it is of necessity that this man have somewhat also to offer. زیرا که با اسیران نیز همدردمی بودید و تاراج اموال خود را نیز به خوشی می‌پذیرفتید، چون دانستید که خود شما را درآسمان مال نیکوتر و باقی است. bible_en_fa For if he were on earth, he should not be a priest, seeing that there are priests that offer gifts according to the law: پس ترک مکنید دلیری خود را که مقرون به مجازات عظیم می‌باشد. bible_en_fa Who serve unto the example and shadow of heavenly things, as Moses was admonished of God when he was about to make the tabernacle: for, See, saith he, that thou make all things according to the pattern shewed to thee in the mount. زیرا که شما را صبر لازم است تااراده خدا را بجا آورده، وعده را بیابید. bible_en_fa But now hath he obtained a more excellent ministry, by how much also he is the mediator of a better covenant, which was established upon better promises. زیرا که «بعد از اندک زمانی، آن آینده خواهد آمد وتاخیر نخواهد نمود. bible_en_fa For if that first covenant had been faultless, then should no place have been sought for the second. لکن عادل به ایمان زیست خواهد نمود و اگر مرتد شود نفس من باوی خوش نخواهد شد.»لکن ما از مرتدان نیستیم تا هلاک شویم، بلکه از ایمانداران تا جان خود را دریابیم. bible_en_fa For finding fault with them, he saith, Behold, the days come, saith the Lord, when I will make a new covenant with the house of Israel and with the house of Judah: لکن ما از مرتدان نیستیم تا هلاک شویم، بلکه از ایمانداران تا جان خود را دریابیم. bible_en_fa Not according to the covenant that I made with their fathers in the day when I took them by the hand to lead them out of the land of Egypt; because they continued not in my covenant, and I regarded them not, saith the Lord. پس ایمان، اعتماد بر چیزهای امید داشته شده است و برهان چیزهای نادیده. bible_en_fa For this is the covenant that I will make with the house of Israel after those days, saith the Lord; I will put my laws into their mind, and write them in their hearts: and I will be to them a God, and they shall be to me a people: زیرا که به این، برای قدما شهادت داده شد. bible_en_fa And they shall not teach every man his neighbour, and every man his brother, saying, Know the Lord: for all shall know me, from the least to the greatest. به ایمان فهمیده‌ایم که عالم‌ها به کلمه خدامرتب گردید، حتی آنکه چیزهای دیدنی ازچیزهای نادیدنی ساخته شد. bible_en_fa For I will be merciful to their unrighteousness, and their sins and their iniquities will I remember no more. به ایمان هابیل قربانی نیکوتر از قائن را به خدا گذرانید و به‌سبب آن شهادت داده شد که عادل است، به آنکه خدا به هدایای او شهادت می‌دهد؛ و به‌سبب همان بعد از مردن هنوزگوینده است. bible_en_fa In that he saith, A new covenant, he hath made the first old. Now that which decayeth and waxeth old is ready to vanish away. به ایمان خنوخ منتقل گشت تا موت را نبیندو نایاب شد چرا‌که خدا او را منتقل ساخت زیراقبل از انتقال وی شهادت داده شد که رضامندی خدا را حاصل کرد. bible_en_fa Then verily the first covenant had also ordinances of divine service, and a worldly sanctuary. لیکن بدون ایمان تحصیل رضامندی او محال است، زیرا هر‌که تقرب به خدا جوید، لازم است که ایمان آورد بر اینکه اوهست و جویندگان خود را جزا می‌دهد. bible_en_fa For there was a tabernacle made; the first, wherein was the candlestick, and the table, and the shewbread; which is called the sanctuary. به ایمان نوح چون درباره اموری که تا آن وقت دیده نشده، الهام یافته بود، خداترس شده، کشتی‌ای بجهت اهل خانه خود بساخت و به آن، دنیا را ملزم ساخته، وارث آن عدالتی که از ایمان است گردید. bible_en_fa And after the second veil, the tabernacle which is called the Holiest of all; به ایمان ابراهیم چون خوانده شد، اطاعت نمود و بیرون رفت به سمت آن مکانی که می‌بایست به میراث یابد. پس بیرون آمد ونمی دانست به کجا می‌رود. bible_en_fa Which had the golden censer, and the ark of the covenant overlaid round about with gold, wherein was the golden pot that had manna, and Aaron's rod that budded, and the tables of the covenant; و به ایمان در زمین وعده مثل زمین بیگانه غربت پذیرفت و درخیمه‌ها با اسحاق و یعقوب که در میراث همین وعده شریک بودند مسکن نمود. bible_en_fa And over it the cherubims of glory shadowing the mercyseat; of which we cannot now speak particularly. زانرو که مترقب شهری بابنیاد بود که معمار و سازنده آن خداست. bible_en_fa Now when these things were thus ordained, the priests went always into the first tabernacle, accomplishing the service of God. به ایمان خود ساره نیز قوت قبول نسل یافت و بعد از انقضای وقت زایید، چونکه وعده‌دهنده را امین دانست. bible_en_fa But into the second went the high priest alone once every year, not without blood, which he offered for himself, and for the errors of the people: و از این سبب، ازیک نفر و آن هم مرده، مثل ستارگان آسمان، کثیرو مانند ریگهای کنار دریا، بی‌شمار زاییده شدند. bible_en_fa The Holy Ghost this signifying, that the way into the holiest of all was not yet made manifest, while as the first tabernacle was yet standing: در ایمان همه ایشان فوت شدند، درحالیکه وعده‌ها را نیافته بودند، بلکه آنها را از دوردیده، تحیت گفتند و اقرار کردند که بر روی زمین، بیگانه و غریب بودند. bible_en_fa Which was a figure for the time then present, in which were offered both gifts and sacrifices, that could not make him that did the service perfect, as pertaining to the conscience; زیرا کسانی که همچنین می‌گویند، ظاهر می‌سازند که در جستجوی وطنی هستند. bible_en_fa Which stood only in meats and drinks, and divers washings, and carnal ordinances, imposed on them until the time of reformation. و اگر جایی را که از آن بیرون آمدند، بخاطر می‌آوردند، هرآینه فرصت می‌داشتند که (بدانجا) برگردند. bible_en_fa But Christ being come an high priest of good things to come, by a greater and more perfect tabernacle, not made with hands, that is to say, not of this building; لکن الحال مشتاق وطنی نیکوتر یعنی (وطن ) سماوی هستند و از اینرو خدا از ایشان عار ندارد که خدای ایشان خوانده شود، چونکه برای ایشان شهری مهیا ساخته است. bible_en_fa Neither by the blood of goats and calves, but by his own blood he entered in once into the holy place, having obtained eternal redemption for us. به ایمان ابراهیم چون امتحان شد، اسحاق را گذرانید و آنکه وعده‌ها را پذیرفته بود، پسریگانه خود را قربانی می‌کرد؛ bible_en_fa For if the blood of bulls and of goats, and the ashes of an heifer sprinkling the unclean, sanctifieth to the purifying of the flesh: که به او گفته شده بود که «نسل تو به اسحاق خوانده خواهد شد.» bible_en_fa How much more shall the blood of Christ, who through the eternal Spirit offered himself without spot to God, purge your conscience from dead works to serve the living God? چونکه یقین دانست که خدا قادر بربرانگیزانیدن از اموات است و همچنین او را درمثلی از اموات نیز باز‌یافت. bible_en_fa And for this cause he is the mediator of the new testament, that by means of death, for the redemption of the transgressions that were under the first testament, they which are called might receive the promise of eternal inheritance. به ایمان اسحاق نیز یعقوب و عیسو را درامور آینده برکت داد. bible_en_fa For where a testament is, there must also of necessity be the death of the testator. به ایمان یعقوب در وقت مردن خود، هریکی از پسران یوسف را برکت داد و بر سر عصای خود سجده کرد. bible_en_fa For a testament is of force after men are dead: otherwise it is of no strength at all while the testator liveth. به ایمان یوسف در حین وفات خود، ازخروج بنی‌اسرائیل اخبار نمود و درباره استخوانهای خود وصیت کرد. bible_en_fa Whereupon neither the first testament was dedicated without blood. به ایمان موسی چون متولد شد، والدینش او را طفلی جمیل یافته، سه ماه پنهان کردند و ازحکم پادشاه بیم نداشتند. bible_en_fa For when Moses had spoken every precept to all the people according to the law, he took the blood of calves and of goats, with water, and scarlet wool, and hyssop, and sprinkled both the book, and all the people, به ایمان چون موسی بزرگ شد، ابا نمود ازاینکه پسر دختر فرعون خوانده شود، bible_en_fa Saying, This is the blood of the testament which God hath enjoined unto you. و ذلیل بودن با قوم خدا را پسندیده تر داشت از آنکه لذت اندک زمانی گناه را ببرد؛ bible_en_fa Moreover he sprinkled with blood both the tabernacle, and all the vessels of the ministry. و عار مسیح رادولتی بزرگتر از خزائن مصر پنداشت زیرا که به سوی مجازات نظر می‌داشت. bible_en_fa And almost all things are by the law purged with blood; and without shedding of blood is no remission. به ایمان، مصررا ترک کرد و از غضب پادشاه نترسید زیرا که چون آن نادیده را بدید، استوار ماند. bible_en_fa It was therefore necessary that the patterns of things in the heavens should be purified with these; but the heavenly things themselves with better sacrifices than these. به ایمان، عید فصح و پاشیدن خون را بعمل آورد تاهلاک کننده نخستزادگان، بر ایشان دست نگذارد. bible_en_fa For Christ is not entered into the holy places made with hands, which are the figures of the true; but into heaven itself, now to appear in the presence of God for us: به ایمان، از بحر قلزم به خشکی عبورنمودند واهل مصر قصد آن کرده، غرق شدند. bible_en_fa Nor yet that he should offer himself often, as the high priest entereth into the holy place every year with blood of others; به ایمان حصار اریحا چون هفت روز آن راطواف کرده بودند، به زیر افتاد. bible_en_fa For then must he often have suffered since the foundation of the world: but now once in the end of the world hath he appeared to put away sin by the sacrifice of himself. به ایمان، راحاب فاحشه با عاصیان هلاک نشد زیرا که جاسوسان را به سلامتی پذیرفته بود. bible_en_fa And as it is appointed unto men once to die, but after this the judgment: و دیگر‌چه گویم؟ زیرا که وقت مرا کفاف نمی دهد که از جدعون و باراق و شمشون و یفتاح و داود و سموئیل و انبیا اخبار نمایم، bible_en_fa So Christ was once offered to bear the sins of many; and unto them that look for him shall he appear the second time without sin unto salvation. که ازایمان، تسخیر ممالک کردند و به اعمال صالحه پرداختند و وعده‌ها را پذیرفتند و دهان شیران رابستند، bible_en_fa For the law having a shadow of good things to come, and not the very image of the things, can never with those sacrifices which they offered year by year continually make the comers thereunto perfect. سورت آتش را خاموش کردند و از دم شمشیرها رستگار شدند و از ضعف، توانایی یافتند و در جنگ شجاع شدند و لشکرهای غربارا منهزم ساختند. bible_en_fa For then would they not have ceased to be offered? because that the worshippers once purged should have had no more conscience of sins. زنان، مردگان خود را به قیامتی باز‌یافتند، لکن دیگران معذب شدند وخلاصی را قبول نکردند تا به قیامت نیکوتربرسند. bible_en_fa But in those sacrifices there is a remembrance again made of sins every year. و دیگران از استهزاها و تازیانه‌ها بلکه از بندها و زندان آزموده شدند. bible_en_fa For it is not possible that the blood of bulls and of goats should take away sins. سنگسارگردیدند و با اره دوپاره گشتند. تجربه کرده شدندو به شمشیر مقتول گشتند. در پوستهای گوسفندان و بزها محتاج و مظلوم و ذلیل و آواره شدند. bible_en_fa Wherefore when he cometh into the world, he saith, Sacrifice and offering thou wouldest not, but a body hast thou prepared me: آنانی که جهان لایق ایشان نبود، درصحراها و کوهها و مغاره‌ها و شکافهای زمین پراکنده گشتند. bible_en_fa In burnt offerings and sacrifices for sin thou hast had no pleasure. پس جمیع ایشان با اینکه از ایمان شهادت داده شدند، وعده را نیافتند.زیرا خدا برای ماچیزی نیکوتر مهیا کرده است تا آنکه بدون ماکامل نشوند. bible_en_fa Then said I, Lo, I come (in the volume of the book it is written of me,) to do thy will, O God. زیرا خدا برای ماچیزی نیکوتر مهیا کرده است تا آنکه بدون ماکامل نشوند. bible_en_fa Above when he said, Sacrifice and offering and burnt offerings and offering for sin thou wouldest not, neither hadst pleasure therein; which are offered by the law; تادیب الهی بنابراین چونکه ما نیز چنین ابر شاهدان را گرداگرد خود داریم، هر بار گران وگناهی را که ما را سخت می‌پیچد دور بکنیم و باصبر در آن میدان که پیش روی ما مقرر شده است بدویم، bible_en_fa Then said he, Lo, I come to do thy will, O God. He taketh away the first, that he may establish the second. و به سوی پیشوا و کامل کننده ایمان یعنی عیسی نگران باشیم که بجهت آن خوشی که پیش او موضوع بود، بی‌حرمتی را ناچیز شمرده، متحمل صلیب گردید و به‌دست راست تخت خدا نشسته است. bible_en_fa By the which will we are sanctified through the offering of the body of Jesus Christ once for all. پس تفکر کنید در او که متحمل چنین مخالفتی بود که از گناهکاران به اوپدید آمد، مبادا در جانهای خود ضعف کرده، خسته شوید. bible_en_fa And every priest standeth daily ministering and offering oftentimes the same sacrifices, which can never take away sins: هنوز در جهاد با گناه تا به حدخون مقاومت نکرده‌اید، bible_en_fa But this man, after he had offered one sacrifice for sins for ever, sat down on the right hand of God; و نصیحتی را فراموش نموده‌اید که با شما چون با پسران مکالمه می‌کندکه «ای پسر من تادیب خداوند را خوار مشمار ووقتی که از او سرزنش یابی، خسته خاطر مشو. bible_en_fa From henceforth expecting till his enemies be made his footstool. زیرا هر‌که را خداوند دوست می‌دارد، توبیخ می‌فرماید و هر فرزند مقبول خود را به تازیانه می‌زند.» bible_en_fa For by one offering he hath perfected for ever them that are sanctified. اگر متحمل تادیب شوید، خدا با شما مثل باپسران رفتار می‌نماید. زیرا کدام پسر است که پدرش او را تادیب نکند؟ bible_en_fa Whereof the Holy Ghost also is a witness to us: for after that he had said before, لکن اگر بی‌تادیب می‌باشید، که همه از آن بهره یافتند، پس شماحرام زادگانید نه پسران. bible_en_fa This is the covenant that I will make with them after those days, saith the Lord, I will put my laws into their hearts, and in their minds will I write them; و دیگر پدران جسم خود را وقتی داشتیم که ما را تادیب می‌نمودند وایشان را احترام می‌نمودیم، آیا از طریق اولی پدرروحها را اطاعت نکنیم تا زنده شویم؟ bible_en_fa And their sins and iniquities will I remember no more. زیرا که ایشان اندک زمانی، موافق صوابدید خود ما راتادیب کردند، لکن او بجهت فایده تا شریک قدوسیت او گردیم. bible_en_fa Now where remission of these is, there is no more offering for sin. لکن هر تادیب در حال، نه از خوشیها بلکه از دردها می‌نماید، اما در آخرمیوه عدالت سلامتی را برای آنانی که از آن ریاضت یافته‌اند بار می‌آورد. bible_en_fa Having therefore, brethren, boldness to enter into the holiest by the blood of Jesus, لهذا دستهای افتاده و زانوهای سست شده را استوار نمایید، bible_en_fa By a new and living way, which he hath consecrated for us, through the veil, that is to say, his flesh; و برای پایهای خود راههای راست بسازید تاکسی‌که لنگ باشد، از طریق منحرف نشود، بلکه شفا یابد. bible_en_fa And having an high priest over the house of God; و در‌پی سلامتی با همه بکوشید و تقدسی که بغیر از آن هیچ‌کس خداوند را نخواهد دید. bible_en_fa Let us draw near with a true heart in full assurance of faith, having our hearts sprinkled from an evil conscience, and our bodies washed with pure water. و مترصد باشید مبادا کسی از فیض خدامحروم شود و ریشه مرارت نمو کرده، اضطراب بار آورد و جمعی از آن آلوده گردند. bible_en_fa Let us hold fast the profession of our faith without wavering; (for he is faithful that promised;) مباداشخصی زانی یا بی‌مبالات پیدا شود، مانند عیسوکه برای طعامی نخستزادگی خود را بفروخت. bible_en_fa And let us consider one another to provoke unto love and to good works: زیرا می‌دانید که بعد از آن نیز وقتی که خواست وارث برکت شود مردود گردید (زیرا که جای توبه پیدا ننمود) با آنکه با اشکها در جستجوی آن بکوشید. bible_en_fa Not forsaking the assembling of ourselves together, as the manner of some is; but exhorting one another: and so much the more, as ye see the day approaching. زیرا تقرب نجسته‌اید به کوهی که می‌توان لمس کرد و به آتش افروخته و نه به تاریکی وظلمت و باد سخت، bible_en_fa For if we sin wilfully after that we have received the knowledge of the truth, there remaineth no more sacrifice for sins, و نه به آواز کرنا و صدای کلامی که شنوندگان، التماس کردند که آن کلام، دیگر بدیشان گفته نشود. bible_en_fa But a certain fearful looking for of judgment and fiery indignation, which shall devour the adversaries. زیرا که متحمل آن قدغن نتوانستند شد که اگر حیوانی نیز کوه رالمس کند، سنگسار یا به نیزه زده شود. bible_en_fa He that despised Moses' law died without mercy under two or three witnesses: و آن رویت بحدی ترسناک بود که موسی گفت: «بغایت ترسان و لرزانم.» bible_en_fa Of how much sorer punishment, suppose ye, shall he be thought worthy, who hath trodden under foot the Son of God, and hath counted the blood of the covenant, wherewith he was sanctified, an unholy thing, and hath done despite unto the Spirit of grace? بلکه تقرب جسته ایدبه جبل صهیون و شهر خدای حی یعنی اورشلیم سماوی و به جنود بی‌شماره از محفل فرشتگان bible_en_fa For we know him that hath said, Vengeance belongeth unto me, I will recompense, saith the Lord. And again, The Lord shall judge his people. و کلیسای نخستزادگانی که در آسمان مکتوبندو به خدای داور جمیع و به ارواح عادلان مکمل bible_en_fa It is a fearful thing to fall into the hands of the living God. و به عیسی متوسط عهد جدید و به خون پاشیده شده که متکلم است به‌معنی نیکوتر ازخون هابیل. bible_en_fa But call to remembrance the former days, in which, after ye were illuminated, ye endured a great fight of afflictions; زنهار از آنکه سخن می‌گوید رو مگردانیدزیرا اگر آنانی که از آنکه بر زمین سخن گفت روگردانیدند، نجات نیافتند، پس ما چگونه نجات خواهیم یافت اگر از او که از آسمان سخن می‌گوید روگردانیم؟ bible_en_fa Partly, whilst ye were made a gazingstock both by reproaches and afflictions; and partly, whilst ye became companions of them that were so used. که آواز او در آن وقت زمین را جنبایند، لکن الان وعده داده است که «یک مرتبه دیگر نه فقط زمین بلکه آسمان را نیزخواهم جنبانید.» bible_en_fa For ye had compassion of me in my bonds, and took joyfully the spoiling of your goods, knowing in yourselves that ye have in heaven a better and an enduring substance. و این قول او یک مرتبه دیگراشاره است از تبدیل چیزهایی که جنبانیده می‌شود، مثل آنهایی که ساخته شد، تا آنهایی که جنبانیده نمی شود باقی ماند. bible_en_fa Cast not away therefore your confidence, which hath great recompence of reward. پس چون ملکوتی را که نمی توان جنبانیدمی یابیم، شکر به‌جا بیاوریم تا به خشوع و تقواخدا را عبادت پسندیده نماییم.زیرا خدای ماآتش فروبرنده است. bible_en_fa For ye have need of patience, that, after ye have done the will of God, ye might receive the promise. زیرا خدای ماآتش فروبرنده است. bible_en_fa For yet a little while, and he that shall come will come, and will not tarry. محبت برادرانه برقرار باشد؛ bible_en_fa Now the just shall live by faith: but if any man draw back, my soul shall have no pleasure in him. و ازغریب‌نوازی غافل مشوید زیرا که به آن بعضی نادانسته فرشتگان را ضیافت کردند. bible_en_fa But we are not of them who draw back unto perdition; but of them that believe to the saving of the soul. اسیران را بخاطر آرید مثل همزندان ایشان، ومظلومان را چون شما نیز در جسم هستید. bible_en_fa Now faith is the substance of things hoped for, the evidence of things not seen. نکاح به هر وجه محترم باشد و بسترش غیرنجس زیرا که فاسقان و زانیان را خدا داوری خواهد فرمود. bible_en_fa For by it the elders obtained a good report. سیرت شما از محبت نقره خالی باشد و به آنچه دارید قناعت کنید زیرا که او گفته است: «تو را هرگز رها نکنم و تو را ترک نخواهم نمود.» bible_en_fa Through faith we understand that the worlds were framed by the word of God, so that things which are seen were not made of things which do appear. بنابراین ما با دلیری تمام می‌گوییم: «خداوند مددکننده من است و ترسان نخواهم بود. انسان به من چه می‌کند؟» bible_en_fa By faith Abel offered unto God a more excellent sacrifice than Cain, by which he obtained witness that he was righteous, God testifying of his gifts: and by it he being dead yet speaketh. مرشدان خود را که کلام خدا را به شما بیان کردند بخاطر دارید و انجام سیرت ایشان راملاحظه کرده، به ایمان ایشان اقتدا نمایید. bible_en_fa By faith Enoch was translated that he should not see death; and was not found, because God had translated him: for before his translation he had this testimony, that he pleased God. عیسی مسیح دیروز و امروز و تا ابدالاباد همان است. bible_en_fa But without faith it is impossible to please him: for he that cometh to God must believe that he is, and that he is a rewarder of them that diligently seek him. از تعلیمهای مختلف و غریب از جا برده مشوید، زیرا بهتر آن است که دل شما به فیض استوار شود و نه به خوراکهایی که آنانی که در آنهاسلوک نمودند، فایده نیافتند. bible_en_fa By faith Noah, being warned of God of things not seen as yet, moved with fear, prepared an ark to the saving of his house; by the which he condemned the world, and became heir of the righteousness which is by faith. مذبحی داریم که خدمت گذاران آن خیمه، اجازت ندارند که از آن بخورند. bible_en_fa By faith Abraham, when he was called to go out into a place which he should after receive for an inheritance, obeyed; and he went out, not knowing whither he went. زیرا که جسدهای آن حیواناتی که رئیس کهنه خون آنهارا به قدس‌الاقداس برای گناه می‌برد، بیرون ازلشکرگاه سوخته می‌شود. bible_en_fa By faith he sojourned in the land of promise, as in a strange country, dwelling in tabernacles with Isaac and Jacob, the heirs with him of the same promise: بنابراین، عیسی نیزتا قوم را به خون خود تقدیس نماید، بیرون دروازه عذاب کشید. bible_en_fa For he looked for a city which hath foundations, whose builder and maker is God. لهذا عار او را برگرفته، بیرون از لشکرگاه به سوی او برویم. bible_en_fa Through faith also Sara herself received strength to conceive seed, and was delivered of a child when she was past age, because she judged him faithful who had promised. زانرو که در اینجا شهری باقی نداریم بلکه آینده را طالب هستیم. bible_en_fa Therefore sprang there even of one, and him as good as dead, so many as the stars of the sky in multitude, and as the sand which is by the sea shore innumerable. پس بوسیله او قربانی تسبیح را به خدابگذرانیم، یعنی ثمره لبهایی را که به اسم او معترف باشند. bible_en_fa These all died in faith, not having received the promises, but having seen them afar off, and were persuaded of them, and embraced them, and confessed that they were strangers and pilgrims on the earth. لکن از نیکوکاری و خیرات غافل مشوید، زیرا خدا به همین قربانی‌ها راضی است. bible_en_fa For they that say such things declare plainly that they seek a country. مرشدان خود را اطاعت و انقیاد نمایید زیراکه ایشان پاسبانی جانهای شما را می‌کنند، چونکه حساب خواهند داد تا آن را به خوشی نه به ناله به‌جا آورند، زیرا که این شما را مفید نیست. bible_en_fa And truly, if they had been mindful of that country from whence they came out, they might have had opportunity to have returned. برای ما دعا کنید زیرا ما را یقین است که ضمیر خالص داریم و می‌خواهیم در هر امر رفتارنیکو نماییم. bible_en_fa But now they desire a better country, that is, an heavenly: wherefore God is not ashamed to be called their God: for he hath prepared for them a city. و بیشتر التماس دارم که چنین کنید تا زودتر به نزد شما باز آورده شوم. bible_en_fa By faith Abraham, when he was tried, offered up Isaac: and he that had received the promises offered up his only begotten son, پس خدای سلامتی که شبان اعظم گوسفندان یعنی خداوند ما عیسی را به خون عهدابدی از مردگان برخیزانید، bible_en_fa Of whom it was said, That in Isaac shall thy seed be called: شما را در هر عمل نیکو کامل گرداناد تا اراده او را به‌جا آورید وآنچه منظور نظر او باشد، در شما بعمل آوردبوساطت عیسی مسیح که او را تا ابدالاباد جلال باد. آمین. bible_en_fa Accounting that God was able to raise him up, even from the dead; from whence also he received him in a figure. لکن‌ای برادران از شما التماس دارم که این کلام نصیحت‌آمیز را متحمل شوید زیرامختصری نیز به شما نوشته‌ام. bible_en_fa By faith Isaac blessed Jacob and Esau concerning things to come. بدانید که برادرما تیموتاوس رهایی یافته است و اگر زود آید، به اتفاق او شما را ملاقات خواهم نمود.همه مرشدان خود و جمیع مقدسین راسلام برسانید؛ و آنانی که از ایتالیا هستند، به شماسلام می‌رسانند. bible_en_fa By faith Jacob, when he was a dying, blessed both the sons of Joseph; and worshipped, leaning upon the top of his staff. همه مرشدان خود و جمیع مقدسین راسلام برسانید؛ و آنانی که از ایتالیا هستند، به شماسلام می‌رسانند. bible_en_fa By faith Joseph, when he died, made mention of the departing of the children of Israel; and gave commandment concerning his bones. یعقوب که غلام خدا و عیسی مسیح خداوند است، به دوازده سبط که پراکنده هستند.خوش باشید. bible_en_fa By faith Moses, when he was born, was hid three months of his parents, because they saw he was a proper child; and they were not afraid of the king's commandment. ‌ای برادران من، وقتی که در تجربه های گوناگون مبتلا شوید، کمال خوشی دانید. bible_en_fa By faith Moses, when he was come to years, refused to be called the son of Pharaoh's daughter; چونکه می‌دانید که امتحان ایمان شما صبر راپیدا می‌کند. bible_en_fa Choosing rather to suffer affliction with the people of God, than to enjoy the pleasures of sin for a season; لکن صبر را عمل تام خود باشد تاکامل و تمام شوید و محتاج هیچ‌چیز نباشید. bible_en_fa Esteeming the reproach of Christ greater riches than the treasures in Egypt: for he had respect unto the recompence of the reward. واگر از شما کسی محتاج به حکمت باشد، سوال بکند از خدایی که هر کس را به سخاوت عطامی کند و ملامت نمی نماید و به او داده خواهدشد. bible_en_fa By faith he forsook Egypt, not fearing the wrath of the king: for he endured, as seeing him who is invisible. لکن به ایمان سوال بکند و هرگز شک نکندزیرا هرکه شک کند، مانند موج دریاست که از بادرانده و متلاطم می‌شود. bible_en_fa Through faith he kept the passover, and the sprinkling of blood, lest he that destroyed the firstborn should touch them. زیرا چنین شخص گمان نبرد که از خداوند چیزی خواهد یافت. bible_en_fa By faith they passed through the Red sea as by dry land: which the Egyptians assaying to do were drowned. مرد دودل در تمام رفتار خود ناپایدار است. bible_en_fa By faith the walls of Jericho fell down, after they were compassed about seven days. لکن برادر مسکین به‌سرافرازی خود فخربنماید، bible_en_fa By faith the harlot Rahab perished not with them that believed not, when she had received the spies with peace. و دولتمند از مسکنت خود، زیرا مثل گل علف در گذر است. bible_en_fa And what shall I more say? for the time would fail me to tell of Gedeon, and of Barak, and of Samson, and of Jephthae; of David also, and Samuel, and of the prophets: از آنرو که آفتاب باگرمی طلوع کرده، علف را خشکانید و گلش به زیر افتاده، حسن صورتش زایل شد. به همینطورشخص دولتمند نیز در راههای خود، پژمرده خواهد گردید. bible_en_fa Who through faith subdued kingdoms, wrought righteousness, obtained promises, stopped the mouths of lions, خوشابحال کسی‌که متحمل تجربه شود، زیرا که چون آزموده شد، آن تاج حیاتی را که خداوند به محبان خود وعده فرموده است خواهد یافت. bible_en_fa Quenched the violence of fire, escaped the edge of the sword, out of weakness were made strong, waxed valiant in fight, turned to flight the armies of the aliens. هیچ‌کس چون در تجربه افتد، نگوید: «خدا مرا تجربه می‌کند»، زیرا خدا هرگزاز بدیها تجربه نمی شود و او هیچ‌کس را تجربه نمی کند. bible_en_fa Women received their dead raised to life again: and others were tortured, not accepting deliverance; that they might obtain a better resurrection: لکن هرکس در تجربه می‌افتد وقتی که شهوت وی او را می‌کشد و فریفته می‌سازد. bible_en_fa And others had trial of cruel mockings and scourgings, yea, moreover of bonds and imprisonment: پس شهوت آبستن شده، گناه را می‌زاید و گناه به انجام رسیده، موت را تولید می‌کند. bible_en_fa They were stoned, they were sawn asunder, were tempted, were slain with the sword: they wandered about in sheepskins and goatskins; being destitute, afflicted, tormented; ‌ای برادران عزیز من، گمراه مشوید! bible_en_fa (Of whom the world was not worthy:) they wandered in deserts, and in mountains, and in dens and caves of the earth. هر بخشندگی نیکو و هر بخشش کامل از بالا است و نازل می‌شود از پدر نورها که نزد او هیچ تبدیل و سایه گردش نیست. bible_en_fa And these all, having obtained a good report through faith, received not the promise: او محض اراده خود ما رابوسیله کلمه حق تولید نمود تا ما چون نوبرمخلوقات او باشیم. bible_en_fa God having provided some better thing for us, that they without us should not be made perfect. بنابراین، ای برادران عزیز من، هرکس درشنیدن تند و در گفتن آهسته و در خشم سست باشد. bible_en_fa Wherefore seeing we also are compassed about with so great a cloud of witnesses, let us lay aside every weight, and the sin which doth so easily beset us, and let us run with patience the race that is set before us, زیرا خشم انسان عدالت خدا را به عمل نمی آورد. bible_en_fa Looking unto Jesus the author and finisher of our faith; who for the joy that was set before him endured the cross, despising the shame, and is set down at the right hand of the throne of God. پس هر نجاست و افزونی شر را دورکنید و با فروتنی، کلام کاشته شده را بپذیرید که قادر است که جانهای شما را نجات‌بخشد. bible_en_fa For consider him that endured such contradiction of sinners against himself, lest ye be wearied and faint in your minds. لکن کنندگان کلام باشید نه فقط شنوندگان که خود را فریب می‌دهند. bible_en_fa Ye have not yet resisted unto blood, striving against sin. زیرا اگر کسی کلام را بشنود و عمل نکند، شخصی را ماند که صورت طبیعی خود را در آینه می‌نگرد. bible_en_fa And ye have forgotten the exhortation which speaketh unto you as unto children, My son, despise not thou the chastening of the Lord, nor faint when thou art rebuked of him: زیرا خود رانگریست و رفت و فور فراموش کرد که چطورشخصی بود. bible_en_fa For whom the Lord loveth he chasteneth, and scourgeth every son whom he receiveth. لکن کسی‌که بر شریعت کامل آزادی چشم دوخت و در آن ثابت ماند، او چون شنونده فراموشکار نمی باشد، بلکه کننده عمل پس او در عمل خود مبارک خواهد بود. bible_en_fa If ye endure chastening, God dealeth with you as with sons; for what son is he whom the father chasteneth not? اگرکسی از شما گمان برد که پرستنده خدا است وعنان زبان خود را نکشد بلکه دل خود را فریب دهد، پرستش او باطل است.پرستش صاف وبی عیب نزد خدا و پدر این است که یتیمان وبیوه‌زنان را در مصیبت ایشان تفقد کنند و خود رااز آلایش دنیا نگاه دارند. bible_en_fa But if ye be without chastisement, whereof all are partakers, then are ye bastards, and not sons. پرستش صاف وبی عیب نزد خدا و پدر این است که یتیمان وبیوه‌زنان را در مصیبت ایشان تفقد کنند و خود رااز آلایش دنیا نگاه دارند. bible_en_fa Furthermore we have had fathers of our flesh which corrected us, and we gave them reverence: shall we not much rather be in subjection unto the Father of spirits, and live? ای برادران من، ایمان خداوند ما عیسی مسیح، رب الجلال را با ظاهربینی مدارید. bible_en_fa For they verily for a few days chastened us after their own pleasure; but he for our profit, that we might be partakers of his holiness. زیرا اگر به کنیسه شما شخصی با انگشتری زرین و لباس نفیس داخل شود و فقیری نیز باپوشاک ناپاک درآید، bible_en_fa Now no chastening for the present seemeth to be joyous, but grievous: nevertheless afterward it yieldeth the peaceable fruit of righteousness unto them which are exercised thereby. و به صاحب لباس فاخرمتوجه شده، گویید: «اینجا نیکو بنشین» و به فقیرگویید: «تو در آنجا بایست یا زیر پای انداز من بنشین»، bible_en_fa Wherefore lift up the hands which hang down, and the feeble knees; آیا در خود متردد نیستید و داوران خیالات فاسد نشده‌اید؟ bible_en_fa And make straight paths for your feet, lest that which is lame be turned out of the way; but let it rather be healed. ‌ای برادران عزیز، گوش دهید. آیا خدا فقیران این جهان را برنگزیده است تا دولتمند در ایمان و وارث آن ملکوتی که به محبان خود وعده فرموده است بشوند؟ bible_en_fa Follow peace with all men, and holiness, without which no man shall see the Lord: لکن شما فقیر را حقیر شمرده‌اید. آیا دولتمندان برشما ستم نمی کنند و شما را در محکمه هانمی کشند؟ bible_en_fa Looking diligently lest any man fail of the grace of God; lest any root of bitterness springing up trouble you, and thereby many be defiled; آیا ایشان به آن نام نیکو که بر شما نهاده شده است کفر نمی گویند؟ bible_en_fa Lest there be any fornicator, or profane person, as Esau, who for one morsel of meat sold his birthright. اما اگر آن شریعت ملوکانه را برحسب کتاب به‌جا آورید یعنی «همسایه خود را مثل نفس خود محبت نما» نیکو می‌کنید. bible_en_fa For ye know how that afterward, when he would have inherited the blessing, he was rejected: for he found no place of repentance, though he sought it carefully with tears. لکن اگرظاهربینی کنید، گناه می‌کنید و شریعت شما را به خطاکاری ملزم می‌سازد. bible_en_fa For ye are not come unto the mount that might be touched, and that burned with fire, nor unto blackness, and darkness, and tempest, زیرا هرکه تمام شریعت را نگاه دارد و در یک جزو بلغزد، ملزم همه می‌باشد. bible_en_fa And the sound of a trumpet, and the voice of words; which voice they that heard intreated that the word should not be spoken to them any more: زیرا او که گفت: «زنا مکن»، نیزگفت: «قتل مکن». پس هرچند زنا نکنی، اگر قتل کردی، از شریعت تجاوز نمودی. bible_en_fa (For they could not endure that which was commanded, And if so much as a beast touch the mountain, it shall be stoned, or thrust through with a dart: همچنین سخن گویید و عمل نمایید مانند کسانی که برایشان داوری به شریعت آزادی خواهد شد. bible_en_fa And so terrible was the sight, that Moses said, I exceedingly fear and quake:) زیرا آن داوری بی‌رحم خواهد بود برکسی‌که رحم نکرده است و رحم بر داوری مفتخرمی شود. bible_en_fa But ye are come unto mount Sion, and unto the city of the living God, the heavenly Jerusalem, and to an innumerable company of angels, ‌ای برادران من، چه سود دارد اگر کسی گوید: «ایمان دارم» وقتی که عمل ندارد؟ آیاایمان می‌تواند او را نجات‌بخشد؟ bible_en_fa To the general assembly and church of the firstborn, which are written in heaven, and to God the Judge of all, and to the spirits of just men made perfect, پس اگربرادری یا خواهری برهنه و محتاج خوراک روزینه باشد، bible_en_fa And to Jesus the mediator of the new covenant, and to the blood of sprinkling, that speaketh better things than that of Abel. و کسی از شما بدیشان گوید: «به سلامتی بروید و گرم و سیر شوید»، لیکن مایحتاج بدن را بدیشان ندهد، چه نفع دارد؟ bible_en_fa See that ye refuse not him that speaketh. For if they escaped not who refused him that spake on earth, much more shall not we escape, if we turn away from him that speaketh from heaven: همچنین ایمان نیز اگر اعمال ندارد، در خودمرده است. bible_en_fa Whose voice then shook the earth: but now he hath promised, saying, Yet once more I shake not the earth only, but also heaven. بلکه کسی خواهد گفت: «تو ایمان داری و من اعمال دارم. ایمان خود را بدون اعمال به من بنما و من ایمان خود را از اعمال خود به توخواهم نمود.» bible_en_fa And this word, Yet once more, signifieth the removing of those things that are shaken, as of things that are made, that those things which cannot be shaken may remain. تو ایمان داری که خدا واحداست؟ نیکو می‌کنی! شیاطین نیز ایمان دارند و می لرزند! bible_en_fa Wherefore we receiving a kingdom which cannot be moved, let us have grace, whereby we may serve God acceptably with reverence and godly fear: و لیکن‌ای مرد باطل، آیا می‌خواهی دانست که ایمان بدون اعمال، باطل است؟ bible_en_fa For our God is a consuming fire. آیا پدر ما ابراهیم به اعمال، عادل شمرده نشد وقتی که پسر خود اسحاق را به قربانگاه گذرانید؟ bible_en_fa Let brotherly love continue. می‌بینی که ایمان با اعمال او عمل کرد و ایمان از اعمال، کامل گردید. bible_en_fa Be not forgetful to entertain strangers: for thereby some have entertained angels unawares. و آن نوشته تمام گشت که می‌گوید: «ابراهیم به خداایمان آورد و برای او به عدالت محسوب گردید»، و دوست خدا نامیده شد. bible_en_fa Remember them that are in bonds, as bound with them; and them which suffer adversity, as being yourselves also in the body. پس می‌بینید که انسان از اعمال عادل شمرده می‌شود، نه از ایمان تنها. bible_en_fa Marriage is honourable in all, and the bed undefiled: but whoremongers and adulterers God will judge. و همچنین آیا راحاب فاحشه نیز ازاعمال عادل شمرده نشد وقتی که قاصدان راپذیرفته، به راهی دیگر روانه نمود؟زیراچنانکه بدن بدون روح مرده است، همچنین ایمان بدون اعمال نیز مرده است. bible_en_fa Let your conversation be without covetousness; and be content with such things as ye have: for he hath said, I will never leave thee, nor forsake thee. زیراچنانکه بدن بدون روح مرده است، همچنین ایمان بدون اعمال نیز مرده است. bible_en_fa So that we may boldly say, The Lord is my helper, and I will not fear what man shall do unto me. ای برادران من، بسیار معلم نشوید چونکه می دانید که بر ما داوری سخت‌تر خواهدشد. bible_en_fa Remember them which have the rule over you, who have spoken unto you the word of God: whose faith follow, considering the end of their conversation. زیرا همگی ما بسیار می‌لغزیم. و اگر کسی در سخن‌گفتن نلغزد، او مرد کامل است و می‌تواندعنان تمام جسد خود را بکشد. bible_en_fa Jesus Christ the same yesterday, and to day, and for ever. و اینک لگام رابر دهان اسبان می‌زنیم تا مطیع ما شوند و تمام بدن آنها را برمی گردانیم. bible_en_fa Be not carried about with divers and strange doctrines. For it is a good thing that the heart be established with grace; not with meats, which have not profited them that have been occupied therein. اینک کشتیها نیز چقدربزرگ است و از بادهای سخت رانده می‌شود، لکن با سکان کوچک به هر طرفی که اراده ناخدا باشد، برگردانیده می‌شود. bible_en_fa We have an altar, whereof they have no right to eat which serve the tabernacle. همچنان زبان نیز عضوی کوچک است و سخنان کبرآمیز می‌گوید. اینک آتش کمی چه جنگل عظیمی را می‌سوزاند. bible_en_fa For the bodies of those beasts, whose blood is brought into the sanctuary by the high priest for sin, are burned without the camp. وزبان آتشی است! آن عالم ناراستی در میان اعضای ما زبان است که تمام بدن را می‌آلاید ودایره کائنات را می‌سوزاند و از جهنم سوخته می‌شود! bible_en_fa Wherefore Jesus also, that he might sanctify the people with his own blood, suffered without the gate. زیرا که هر طبیعتی از وحوش و طیور وحشرات و حیوانات بحری از طبیعت انسان رام می‌شود و رام شده است. bible_en_fa Let us go forth therefore unto him without the camp, bearing his reproach. لکن زبان را کسی ازمردمان نمی تواند رام کند. شرارتی سرکش و پر اززهر قاتل است! bible_en_fa For here have we no continuing city, but we seek one to come. خدا و پدر را به آن متبارک می‌خوانیم و به همان مردمان را که به صورت خداآفریده شده‌اند، لعن می‌گوییم. bible_en_fa By him therefore let us offer the sacrifice of praise to God continually, that is, the fruit of our lips giving thanks to his name. از یک دهان برکت و لعنت بیرون می‌آید! ای برادران، شایسته نیست که چنین شود. bible_en_fa But to do good and to communicate forget not: for with such sacrifices God is well pleased. آیا چشمه از یک شکاف آب شیرین و شور جاری می‌سازد؟ bible_en_fa Obey them that have the rule over you, and submit yourselves: for they watch for your souls, as they that must give account, that they may do it with joy, and not with grief: for that is unprofitable for you. یا می‌شودای برادران من که درخت انجیر، زیتون یا درخت مو، انجیر بار آورد؟ و چشمه شور نمی تواند آب شیرین را موجود سازد. bible_en_fa Pray for us: for we trust we have a good conscience, in all things willing to live honestly. کیست در میان شما که حکیم و عالم باشد؟ پس اعمال خود را از سیرت نیکو به تواضع حکمت ظاهر بسازد. bible_en_fa But I beseech you the rather to do this, that I may be restored to you the sooner. لکن اگر در دل خودحسد تلخ و تعصب دارید، فخر مکنید و به ضدحق دروغ مگویید. bible_en_fa Now the God of peace, that brought again from the dead our Lord Jesus, that great shepherd of the sheep, through the blood of the everlasting covenant, این حکمت از بالا نازل نمی شود، بلکه دنیوی و نفسانی و شیطانی است. bible_en_fa Make you perfect in every good work to do his will, working in you that which is wellpleasing in his sight, through Jesus Christ; to whom be glory for ever and ever. Amen. زیرا هرجایی که حسد و تعصب است، درآنجا فتنه و هر امر زشت موجود می‌باشد. bible_en_fa And I beseech you, brethren, suffer the word of exhortation: for I have written a letter unto you in few words. لکن آن حکمت که از بالا است، اول طاهر است و بعدصلح‌آمیز و ملایم و نصیحت‌پذیر و پر از رحمت و میوه های نیکو و بی‌تردد و بی‌ریا.و میوه عدالت در سلامتی کاشته می‌شود برای آنانی که سلامتی را بعمل می‌آورند. bible_en_fa Know ye that our brother Timothy is set at liberty; with whom, if he come shortly, I will see you. و میوه عدالت در سلامتی کاشته می‌شود برای آنانی که سلامتی را بعمل می‌آورند. bible_en_fa Salute all them that have the rule over you, and all the saints. They of Italy salute you. از کجا در میان شما جنگها و از کجا نزاعهاپدید می‌آید؟ آیا نه از لذت های شما که دراعضای شما جنگ می‌کند؟ bible_en_fa Grace be with you all. Amen. طمع می‌ورزید وندارید؛ می‌کشید و حسد می‌نمایید و نمی توانیدبه چنگ آرید؛ و جنگ و جدال می‌کنید و نداریداز این جهت که سوال نمی کنید. bible_en_fa James, a servant of God and of the Lord Jesus Christ, to the twelve tribes which are scattered abroad, greeting. و سوال می‌کنیدو نمی یابید، از اینرو که به نیت بد سوال می‌کنید تادر لذات خود صرف نمایید. bible_en_fa My brethren, count it all joy when ye fall into divers temptations; ‌ای زانیات، آیا نمی دانید که دوستی دنیا، دشمنی خداست؟ پس هرکه می‌خواهد دوست دنیا باشد، دشمن خدا گردد. bible_en_fa Knowing this, that the trying of your faith worketh patience. آیا گمان دارید که کتاب عبث می‌گوید روحی که او را در ما ساکن کرده است، تا به غیرت بر ما اشتیاق دارد؟ bible_en_fa But let patience have her perfect work, that ye may be perfect and entire, wanting nothing. لیکن او فیض زیاده می‌بخشد. بنابراین می‌گوید: «خدامتکبران را مخالفت می‌کند، اما فروتنان را فیض می‌بخشد.» bible_en_fa If any of you lack wisdom, let him ask of God, that giveth to all men liberally, and upbraideth not; and it shall be given him. پس خدا را اطاعت نمایید و با ابلیس مقاومت کنید تا از شما بگریزد. bible_en_fa But let him ask in faith, nothing wavering. For he that wavereth is like a wave of the sea driven with the wind and tossed. و به خدا تقرب جویید تا به شما نزدیکی نماید. دستهای خود راطاهر سازید، ای گناهکاران و دلهای خود را پاک کنید، ای دودلان. bible_en_fa For let not that man think that he shall receive any thing of the Lord. خود را خوار سازید و ناله وگریه نمایید و خنده شما به ماتم و خوشی شما به غم مبدل شود. bible_en_fa A double minded man is unstable in all his ways. در حضور خدا فروتنی کنید تاشما را سرافراز فرماید. bible_en_fa Let the brother of low degree rejoice in that he is exalted: ‌ای برادران، یکدیگررا ناسزا مگویید زیرا هرکه برادر خود را ناسزاگوید و بر او حکم کند، شریعت را ناسزا گفته و برشریعت حکم کرده باشد. لکن اگر بر شریعت حکم کنی، عامل شریعت نیستی بلکه داورهستی. bible_en_fa But the rich, in that he is made low: because as the flower of the grass he shall pass away. صاحب شریعت و داور، یکی است که بر رهانیدن و هلاک کردن قادر می‌باشد. پس تو کیستی که بر همسایه خود داوری می‌کنی؟ bible_en_fa For the sun is no sooner risen with a burning heat, but it withereth the grass, and the flower thereof falleth, and the grace of the fashion of it perisheth: so also shall the rich man fade away in his ways. هان، ای کسانی که می‌گویید: «امروز و فردابه فلان شهر خواهیم رفت و در آنجا یک سال بسرخواهیم برد و تجارت خواهیم کرد و نفع خواهیم برد»، bible_en_fa Blessed is the man that endureth temptation: for when he is tried, he shall receive the crown of life, which the Lord hath promised to them that love him. و حال آنکه نمی دانید که فردا چه می‌شود؛ از آنرو که حیات شما چیست؟ مگربخاری نیستید که اندک زمانی ظاهر است و بعدناپدید می‌شود؟ bible_en_fa Let no man say when he is tempted, I am tempted of God: for God cannot be tempted with evil, neither tempteth he any man: به عوض آنکه باید گفت که «اگر خدا بخواهد، زنده می‌مانیم و چنین و چنان می‌کنیم.» bible_en_fa But every man is tempted, when he is drawn away of his own lust, and enticed. اما الحال به عجب خود فخرمی کنید و هر چنین فخر بد است.پس هرکه نیکویی‌کردن بداند و بعمل نیاورد، او را گناه است. bible_en_fa Then when lust hath conceived, it bringeth forth sin: and sin, when it is finished, bringeth forth death. پس هرکه نیکویی‌کردن بداند و بعمل نیاورد، او را گناه است. bible_en_fa Do not err, my beloved brethren. هان‌ای دولتمندان، بجهت مصیبتهایی که بر شما وارد می‌آید، گریه و ولوله نمایید. bible_en_fa Every good gift and every perfect gift is from above, and cometh down from the Father of lights, with whom is no variableness, neither shadow of turning. دولت شما فاسد و رخت شما بیدخورده می‌شود. bible_en_fa Of his own will begat he us with the word of truth, that we should be a kind of firstfruits of his creatures. طلا و نقره شما را زنگ می‌خورد وزنگ آنها بر شما شهادت خواهد داد و مثل آتش، گوشت شما را خواهد خورد. شما در زمان آخرخزانه اندوخته‌اید. bible_en_fa Wherefore, my beloved brethren, let every man be swift to hear, slow to speak, slow to wrath: اینک مزد عمله هایی که کشته های شما را درویده‌اند و شما آن را به فریب نگاه داشته‌اید، فریاد برمی آورد و ناله های دروگران، به گوشهای رب الجنود رسیده است. bible_en_fa For the wrath of man worketh not the righteousness of God. بر روی زمین به ناز و کامرانی مشغول بوده، دلهای خود را در یوم قتل پروردید. bible_en_fa Wherefore lay apart all filthiness and superfluity of naughtiness, and receive with meekness the engrafted word, which is able to save your souls. بر مردعادل فتوی دادید و او را به قتل رسانیدید و با شمامقاومت نمی کند. bible_en_fa But be ye doers of the word, and not hearers only, deceiving your own selves. پس‌ای برادران، تا هنگام آمدن خداوند صبرکنید. اینک دهقان انتظار می‌کشد برای محصول گرانبهای زمین و برایش صبر می‌کند تا باران اولین و آخرین را بیابد. bible_en_fa For if any be a hearer of the word, and not a doer, he is like unto a man beholding his natural face in a glass: شما نیز صبر نمایید و دلهای خود را قوی سازید زیرا که آمدن خداوند نزدیک است. bible_en_fa For he beholdeth himself, and goeth his way, and straightway forgetteth what manner of man he was. ‌ای برادران، از یکدیگر شکایت مکنید، مبادا بر شما حکم شود. اینک داور بر در ایستاده است. bible_en_fa But whoso looketh into the perfect law of liberty, and continueth therein, he being not a forgetful hearer, but a doer of the work, this man shall be blessed in his deed. ‌ای برادران، نمونه زحمت و صبر رابگیرید از انبیایی که به نام خداوند تکلم نمودند. bible_en_fa If any man among you seem to be religious, and bridleth not his tongue, but deceiveth his own heart, this man's religion is vain. اینک صابران را خوشحال می‌گوییم و صبرایوب را شنیده‌اید و انجام کار خداوند رادانسته‌اید، زیرا که خداوند بغایت مهربان و کریم است. bible_en_fa Pure religion and undefiled before God and the Father is this, To visit the fatherless and widows in their affliction, and to keep himself unspotted from the world. لکن اول همه‌ای برادران من، قسم مخورید نه به آسمان و نه به زمین و نه به هیچ سوگند دیگر، بلکه بلی شما بلی باشد و نی شما نی، مبادا درتحکم بیفتید. bible_en_fa My brethren, have not the faith of our Lord Jesus Christ, the Lord of glory, with respect of persons. اگر کسی از شما مبتلای بلایی باشد، دعابنماید و اگر کسی خوشحال باشد، سرود بخواند. bible_en_fa For if there come unto your assembly a man with a gold ring, in goodly apparel, and there come in also a poor man in vile raiment; و هرگاه کسی از شما بیمار باشد، کشیشان کلیسا را طلب کند تا برایش دعا نمایند و او را به نام خداوند به روغن تدهین کنند. bible_en_fa And ye have respect to him that weareth the gay clothing, and say unto him, Sit thou here in a good place; and say to the poor, Stand thou there, or sit here under my footstool: و دعای ایمان، مریض شما را شفا خواهد بخشید وخداوند او را خواهد برخیزانید، و اگر گناه کرده باشد، از او آمرزیده خواهد شد. bible_en_fa Are ye not then partial in yourselves, and are become judges of evil thoughts? نزد یکدیگربه گناهان خود اعتراف کنید و برای یکدیگر دعاکنید تا شفا یابید، زیرا دعای مرد عادل در عمل، قوت بسیار دارد. bible_en_fa Hearken, my beloved brethren, Hath not God chosen the poor of this world rich in faith, and heirs of the kingdom which he hath promised to them that love him? الیاس مردی بود صاحب حواس مثل ما و به تمامی دل دعا کرد که باران نبارد و تا مدت سه سال و شش ماه نبارید. bible_en_fa But ye have despised the poor. Do not rich men oppress you, and draw you before the judgment seats? و بازدعا کرد و آسمان بارید و زمین ثمر خود رارویانید.‌ای برادران من، اگر کسی از شما از راستی منحرف شود و شخصی او را بازگرداند، bible_en_fa Do not they blaspheme that worthy name by the which ye are called? ‌ای برادران من، اگر کسی از شما از راستی منحرف شود و شخصی او را بازگرداند، bible_en_fa If ye fulfil the royal law according to the scripture, Thou shalt love thy neighbour as thyself, ye do well: به غریبانی که پراکنده‌اند در پنطس وغلاطیه و قپدوقیه و آسیا و بطانیه؛ bible_en_fa But if ye have respect to persons, ye commit sin, and are convinced of the law as transgressors. برگزیدگان برحسب علم سابق خدای پدر، به تقدیس روح برای اطاعت و پاشیدن خون عیسی مسیح.فیض و سلامتی بر شما افزون باد. bible_en_fa For whosoever shall keep the whole law, and yet offend in one point, he is guilty of all. متبارک باد خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح که بحسب رحمت عظیم خود ما رابوساطت برخاستن عیسی مسیح از مردگان از نوتولید نمود برای امید زنده، bible_en_fa For he that said, Do not commit adultery, said also, Do not kill. Now if thou commit no adultery, yet if thou kill, thou art become a transgressor of the law. بجهت میراث بی‌فساد و بی‌آلایش و ناپژمرده که نگاه داشته شده است در آسمان برای شما؛ bible_en_fa So speak ye, and so do, as they that shall be judged by the law of liberty. که به قوت خدامحروس هستید به ایمان برای نجاتی که مهیاشده است تا در ایام آخر ظاهر شود. bible_en_fa For he shall have judgment without mercy, that hath shewed no mercy; and mercy rejoiceth against judgment. و در آن وجد می‌نمایید، هرچند در حال، اندکی از راه ضرورت در تجربه های گوناگون محزون شده‌اید، bible_en_fa What doth it profit, my brethren, though a man say he hath faith, and have not works? can faith save him? تا آزمایش ایمان شما که از طلای فانی باآزموده شدن در آتش، گرانبهاتر است، برای تسبیح و جلال و اکرام یافت شود در حین ظهورعیسی مسیح. bible_en_fa If a brother or sister be naked, and destitute of daily food, که او را اگرچه ندیده‌اید محبت می‌نمایید و الان اگرچه او را نمی بینید، لکن بر اوایمان آورده، وجد می‌نمایید با خرمی‌ای که نمی توان بیان کرد و پر از جلال است. bible_en_fa And one of you say unto them, Depart in peace, be ye warmed and filled; notwithstanding ye give them not those things which are needful to the body; what doth it profit? و انجام ایمان خود یعنی نجات جان خویش را می‌یابید. bible_en_fa Even so faith, if it hath not works, is dead, being alone. که درباره این نجات، انبیایی که از فیضی که برای شما مقرر بود، اخبار نمودند، تفتیش وتفحص می‌کردند bible_en_fa Yea, a man may say, Thou hast faith, and I have works: shew me thy faith without thy works, and I will shew thee my faith by my works. و دریافت می‌نمودند که کدام و چگونه زمان است که روح مسیح که درایشان بود از آن خبر می‌داد، چون از زحماتی که برای مسیح مقرر بود و جلالهایی که بعد از آنهاخواهد بود، شهادت می‌داد؛ bible_en_fa Thou believest that there is one God; thou doest well: the devils also believe, and tremble. و بدیشان مکشوف شد که نه به خود بلکه به ما خدمت می‌کردند، در آن اموری که شما اکنون از آنها خبریافته‌اید از کسانی که به روح‌القدس که از آسمان فرستاده شده است، بشارت داده‌اند و فرشتگان نیز مشتاق هستند که در آنها نظر کنند. bible_en_fa But wilt thou know, O vain man, that faith without works is dead? لهذا کمر دلهای خود را ببندید و هشیارشده، امید کامل آن فیضی را که در مکاشفه عیسی مسیح به شما عطا خواهد شد، بدارید. bible_en_fa Was not Abraham our father justified by works, when he had offered Isaac his son upon the altar? و چون ابنای اطاعت هستید، مشابه مشوید بدان شهواتی که در ایام جهالت می‌داشتید. bible_en_fa Seest thou how faith wrought with his works, and by works was faith made perfect? بلکه مثل آن قدوس که شما را خوانده است، خود شما نیز درهر سیرت، مقدس باشید. bible_en_fa And the scripture was fulfilled which saith, Abraham believed God, and it was imputed unto him for righteousness: and he was called the Friend of God. زیرا مکتوب است: «مقدس باشید زیرا که من قدوسم.» bible_en_fa Ye see then how that by works a man is justified, and not by faith only. و چون او را پدر می‌خوانید که بدون ظاهربینی برحسب اعمال هرکس داوری می‌نماید، پس هنگام غربت خود را با ترس صرف نمایید. bible_en_fa Likewise also was not Rahab the harlot justified by works, when she had received the messengers, and had sent them out another way? زیرا می‌دانید که خریده شده‌اید از سیرت باطلی که از پدران خود یافته‌اید نه به چیزهای فانی مثل نقره و طلا، bible_en_fa For as the body without the spirit is dead, so faith without works is dead also. بلکه به خون گرانبها چون خون بره بی‌عیب و بی‌داغ یعنی خون مسیح، bible_en_fa My brethren, be not many masters, knowing that we shall receive the greater condemnation. که پیش از بنیاد عالم معین شد، لکن درزمان آخر برای شما ظاهر گردید، bible_en_fa For in many things we offend all. If any man offend not in word, the same is a perfect man, and able also to bridle the whole body. که بوساطت او شما بر آن خدایی که او را از مردگان برخیزانیدو او را جلال داد، ایمان آورده‌اید تا ایمان و امیدشما بر خدا باشد. bible_en_fa Behold, we put bits in the horses' mouths, that they may obey us; and we turn about their whole body. چون نفسهای خود را به اطاعت راستی طاهر ساخته‌اید تا محبت برادرانه بی‌ریا داشته باشید، پس یکدیگر را از دل بشدت محبت بنمایید. bible_en_fa Behold also the ships, which though they be so great, and are driven of fierce winds, yet are they turned about with a very small helm, whithersoever the governor listeth. از آنرو که تولد تازه یافتید نه از تخم فانی بلکه از غیرفانی یعنی به کلام خدا که زنده وتا ابدالاباد باقی است. bible_en_fa Even so the tongue is a little member, and boasteth great things. Behold, how great a matter a little fire kindleth! زیرا که «هر بشری مانندگیاه است و تمام جلال او چون گل گیاه. گیاه پژمرده شد و گلش ریخت.لکن کلمه خدا تاابدالاباد باقی است.» و این است آن کلامی که به شما بشارت داده شده است. bible_en_fa And the tongue is a fire, a world of iniquity: so is the tongue among our members, that it defileth the whole body, and setteth on fire the course of nature; and it is set on fire of hell. لکن کلمه خدا تاابدالاباد باقی است.» و این است آن کلامی که به شما بشارت داده شده است. bible_en_fa For every kind of beasts, and of birds, and of serpents, and of things in the sea, is tamed, and hath been tamed of mankind: لهذا هر نوع کینه و هر مکر و ریا و حسد وهرقسم بدگویی را ترک کرده، bible_en_fa But the tongue can no man tame; it is an unruly evil, full of deadly poison. چون اطفال نوزاده، مشتاق شیر روحانی و بی‌غش باشید تا از آن برای نجات نمو کنید، bible_en_fa Therewith bless we God, even the Father; and therewith curse we men, which are made after the similitude of God. اگرفی الواقع چشیده‌اید که خداوند مهربان است. bible_en_fa Out of the same mouth proceedeth blessing and cursing. My brethren, these things ought not so to be. و به او تقرب جسته، یعنی به آن سنگ زنده رد شده از مردم، لکن نزد خدا برگزیده و مکرم. bible_en_fa Doth a fountain send forth at the same place sweet water and bitter? شما نیز مثل سنگهای زنده بنا کرده می‌شوید به عمارت روحانی و کهانت مقدس تا قربانی های روحانی و مقبول خدا را بواسطه عیسی مسیح بگذرانید. bible_en_fa Can the fig tree, my brethren, bear olive berries? either a vine, figs? so can no fountain both yield salt water and fresh. بنابراین، در کتاب مکتوب است که «اینک می‌نهم در صهیون سنگی سر زاویه برگزیده و مکرم و هر‌که به وی ایمان آورد خجل نخواهد شد.» bible_en_fa Who is a wise man and endued with knowledge among you? let him shew out of a good conversation his works with meekness of wisdom. پس شما را که ایمان دارید اکرام است، لکن آنانی را که ایمان ندارند، «آن سنگی که معماران رد کردند، همان سر زاویه گردید»، bible_en_fa But if ye have bitter envying and strife in your hearts, glory not, and lie not against the truth. و «سنگ لغزش دهنده و صخره مصادم»، زیرا که اطاعت کلام نکرده، لغزش می‌خورند که برای همین معین شده‌اند. bible_en_fa This wisdom descendeth not from above, but is earthly, sensual, devilish. لکن شما قبیله برگزیده و کهانت ملوکانه وامت مقدس و قومی که ملک خاص خدا باشدهستید تا فضایل او را که شما را از ظلمت، به نورعجیب خود خوانده است، اعلام نمایید. bible_en_fa For where envying and strife is, there is confusion and every evil work. که سابق قومی نبودید و الان قوم خدا هستید. آن وقت از رحمت محروم، اما الحال رحمت کرده شده‌اید. bible_en_fa But the wisdom that is from above is first pure, then peaceable, gentle, and easy to be intreated, full of mercy and good fruits, without partiality, and without hypocrisy. ‌ای محبوبان، استدعا دارم که چون غریبان و بیگانگان از شهوات جسمی که با نفس در نزاع هستند، اجتناب نمایید؛ bible_en_fa And the fruit of righteousness is sown in peace of them that make peace. و سیرت خود را درمیان امت‌ها نیکو دارید تا در همان امری که شمارا مثل بدکاران بد می‌گویند، از کارهای نیکوی شما که ببینند، در روز تفقد، خدا را تمجیدنمایند. bible_en_fa From whence come wars and fightings among you? come they not hence, even of your lusts that war in your members? لهذا هر منصب بشری را بخاطر خداونداطاعت کنید، خواه پادشاه را که فوق همه است، bible_en_fa Ye lust, and have not: ye kill, and desire to have, and cannot obtain: ye fight and war, yet ye have not, because ye ask not. و خواه حکام را که رسولان وی هستند، بجهت انتقام کشیدن از بدکاران و تحسین نیکوکاران. bible_en_fa Ye ask, and receive not, because ye ask amiss, that ye may consume it upon your lusts. زیرا که همین است اراده خدا که به نیکوکاری خود، جهالت مردمان بی‌فهم را ساکت نمایید، bible_en_fa Ye adulterers and adulteresses, know ye not that the friendship of the world is enmity with God? whosoever therefore will be a friend of the world is the enemy of God. مثل آزادگان، اما نه مثل آنانی که آزادی خود را پوشش شرارت می‌سازند بلکه چون بندگان خدا. bible_en_fa Do ye think that the scripture saith in vain, The spirit that dwelleth in us lusteth to envy? همه مردمان را احترام کنید. برادران را محبت نمایید. از خدا بترسید. پادشاه رااحترام نمایید. bible_en_fa But he giveth more grace. Wherefore he saith, God resisteth the proud, but giveth grace unto the humble. ‌ای نوکران، مطیع آقایان خود باشید با کمال ترس؛ و نه فقط صالحان و مهربانان را بلکه کج خلقان را نیز. bible_en_fa Submit yourselves therefore to God. Resist the devil, and he will flee from you. زیرا این ثواب است که کسی بجهت ضمیری که چشم بر خدا دارد، در وقتی که ناحق زحمت می‌کشد، دردها را متحمل شود. bible_en_fa Draw nigh to God, and he will draw nigh to you. Cleanse your hands, ye sinners; and purify your hearts, ye double minded. زیرا چه فخر دارد هنگامی که گناهکار بوده، تازیانه خورید و متحمل آن شوید. لکن اگرنیکوکار بوده، زحمت کشید و صبر کنید، این نزدخدا ثواب است. bible_en_fa Be afflicted, and mourn, and weep: let your laughter be turned to mourning, and your joy to heaviness. زیرا که برای همین خوانده شده‌اید، چونکه مسیح نیز برای ما عذاب کشید وشما را نمونه‌ای گذاشت تا در اثر قدمهای وی رفتار نمایید، bible_en_fa Humble yourselves in the sight of the Lord, and he shall lift you up. «که هیچ گناه نکرد و مکر درزبانش یافت نشد.» bible_en_fa Speak not evil one of another, brethren. He that speaketh evil of his brother, and judgeth his brother, speaketh evil of the law, and judgeth the law: but if thou judge the law, thou art not a doer of the law, but a judge. چون او را دشنام می‌دادند، دشنام پس نمی داد و چون عذاب می‌کشید تهدیدنمی نمود، بلکه خویشتن را به داور عادل تسلیم کرد. bible_en_fa There is one lawgiver, who is able to save and to destroy: who art thou that judgest another? که خود گناهان ما را در بدن خویش بردارمتحمل شد تا از گناه مرده شده، به عدالت زیست نماییم که به ضربهای او شفا یافته‌اید.از آنروکه مانند گوسفندان گمشده بودید، لکن الحال به سوی شبان و اسقف جانهای خود برگشته‌اید. bible_en_fa Go to now, ye that say, To day or to morrow we will go into such a city, and continue there a year, and buy and sell, and get gain: از آنروکه مانند گوسفندان گمشده بودید، لکن الحال به سوی شبان و اسقف جانهای خود برگشته‌اید. bible_en_fa Whereas ye know not what shall be on the morrow. For what is your life? It is even a vapour, that appeareth for a little time, and then vanisheth away. همچنین‌ای زنان، شوهران خود را اطاعت نمایید تا اگر بعضی نیز مطیع کلام نشوند، سیرت زنان، ایشان را بدون کلام دریابد، bible_en_fa For that ye ought to say, If the Lord will, we shall live, and do this, or that. چونکه سیرت طاهر و خداترس شما را بینند. bible_en_fa But now ye rejoice in your boastings: all such rejoicing is evil. و شما رازینت ظاهری نباشد، از بافتن موی و متحلی شدن به طلا و پوشیدن لباس، bible_en_fa Therefore to him that knoweth to do good, and doeth it not, to him it is sin. بلکه انسانیت باطنی قلبی در لباس غیر فاسد روح حلیم و آرام که نزدخدا گرانبهاست. bible_en_fa Go to now, ye rich men, weep and howl for your miseries that shall come upon you. زیرا بدینگونه زنان مقدسه درسابق نیز که متوکل به خدا بودند، خویشتن رازینت می‌نمودند و شوهران خود را اطاعت می‌کردند. bible_en_fa Your riches are corrupted, and your garments are motheaten. مانند ساره که ابراهیم را مطیع می‌بودو او را آقا می‌خواند و شما دختران او شده‌اید، اگر نیکویی کنید و از هیچ خوف ترسان نشوید. bible_en_fa Your gold and silver is cankered; and the rust of them shall be a witness against you, and shall eat your flesh as it were fire. Ye have heaped treasure together for the last days. و همچنین‌ای شوهران، با فطانت با ایشان زیست کنید، چون با ظروف ضعیف تر زنانه، وایشان را محترم دارید چون با شما وارث فیض حیات نیز هستند تا دعاهای شما بازداشته نشود. bible_en_fa Behold, the hire of the labourers who have reaped down your fields, which is of you kept back by fraud, crieth: and the cries of them which have reaped are entered into the ears of the Lord of sabaoth. خلاصه همه شما یکرای و همدرد و برادردوست و مشفق و فروتن باشید. bible_en_fa Ye have lived in pleasure on the earth, and been wanton; ye have nourished your hearts, as in a day of slaughter. و بدی بعوض بدی و دشنام بعوض دشنام مدهید، بلکه برعکس برکت بطلبید زیرا که می‌دانید برای این خوانده شده‌اید تا وارث برکت شوید. bible_en_fa Ye have condemned and killed the just; and he doth not resist you. زیرا «هرکه می‌خواهد حیات را دوست دارد و ایام نیکو بیند، زبان خود را از بدی و لبهای خود را از فریب گفتن باز بدارد؛ bible_en_fa Be patient therefore, brethren, unto the coming of the Lord. Behold, the husbandman waiteth for the precious fruit of the earth, and hath long patience for it, until he receive the early and latter rain. از بدی اعراض نماید و نیکویی رابه‌جا آورد؛ سلامتی را بطلبد و آن را تعاقب نماید. bible_en_fa Be ye also patient; stablish your hearts: for the coming of the Lord draweth nigh. از آنرو که چشمان خداوند بر عادلان است وگوشهای او به سوی دعای ایشان، لکن روی خداوند بر بدکاران است.» bible_en_fa Grudge not one against another, brethren, lest ye be condemned: behold, the judge standeth before the door. و اگر برای نیکویی غیور هستید، کیست که به شما ضرری برساند؟ bible_en_fa Take, my brethren, the prophets, who have spoken in the name of the Lord, for an example of suffering affliction, and of patience. بلکه هرگاه برای عدالت زحمت کشیدید، خوشابحال شما. پس ازخوف ایشان ترسان و مضطرب مشوید. bible_en_fa Behold, we count them happy which endure. Ye have heard of the patience of Job, and have seen the end of the Lord; that the Lord is very pitiful, and of tender mercy. بلکه خداوند مسیح را در دل خود تقدیس نمایید وپیوسته مستعد باشید تا هرکه سبب امیدی را که دارید از شما بپرسد، او را جواب دهید، لیکن باحلم و ترس. bible_en_fa But above all things, my brethren, swear not, neither by heaven, neither by the earth, neither by any other oath: but let your yea be yea; and your nay, nay; lest ye fall into condemnation. و ضمیر خود را نیکو بدارید تاآنانی که بر سیرت نیکوی شما در مسیح طعن می‌زنند، در همان چیزی که شما را بد می‌گویندخجالت کشند، bible_en_fa Is any among you afflicted? let him pray. Is any merry? let him sing psalms. زیرا اگر اراده خدا چنین است، نیکوکار بودن و زحمت کشیدن، بهتر است ازبدکردار بودن. bible_en_fa Is any sick among you? let him call for the elders of the church; and let them pray over him, anointing him with oil in the name of the Lord: زیرا که مسیح نیز برای گناهان یک بار زحمت کشید، یعنی عادلی برای ظالمان، تا ما را نزد خدا بیاورد؛ در حالیکه بحسب جسم مرد، لکن بحسب روح زنده گشت، bible_en_fa And the prayer of faith shall save the sick, and the Lord shall raise him up; and if he have committed sins, they shall be forgiven him. و به آن روح نیز رفت و موعظه نمود به ارواحی که درزندان بودند، bible_en_fa Confess your faults one to another, and pray one for another, that ye may be healed. The effectual fervent prayer of a righteous man availeth much. که سابق نافرمانبردار بودندهنگامی که حلم خدا در ایام نوح انتظار می‌کشید، وقتی که کشتی بنا می‌شد، که در آن جماعتی قلیل یعنی هشت نفر به آب نجات یافتند، bible_en_fa Elias was a man subject to like passions as we are, and he prayed earnestly that it might not rain: and it rained not on the earth by the space of three years and six months. که نمونه آن یعنی تعمید اکنون ما را نجات می‌بخشد (نه دور کردن کثافت جسم بلکه امتحان ضمیر صالح به سوی خدا) بواسطه برخاستن عیسی مسیح،که به آسمان رفت و بدست راست خدا است وفرشتگان و قدرتها و قوات مطیع او شده‌اند. bible_en_fa And he prayed again, and the heaven gave rain, and the earth brought forth her fruit. که به آسمان رفت و بدست راست خدا است وفرشتگان و قدرتها و قوات مطیع او شده‌اند. bible_en_fa Brethren, if any of you do err from the truth, and one convert him; لهذا چون مسیح بحسب جسم برای مازحمت کشید، شما نیز به همان نیت مسلح شوید زیرا آنکه بحسب جسم زحمت کشید، ازگناه بازداشته شده است. bible_en_fa Let him know, that he which converteth the sinner from the error of his way shall save a soul from death, and shall hide a multitude of sins. تا آنکه بعد از آن مابقی عمر را در جسم نه بحسب شهوات انسانی بلکه موافق اراده خدا بسر برد. bible_en_fa Peter, an apostle of Jesus Christ, to the strangers scattered throughout Pontus, Galatia, Cappadocia, Asia, and Bithynia, زیرا که عمر گذشته کافی است برای عمل نمودن به خواهش امت‌ها ودر فجور و شهوات و می‌گساری و عیاشی و بزمهاو بت‌پرستیهای حرام رفتار نمودن. bible_en_fa Elect according to the foreknowledge of God the Father, through sanctification of the Spirit, unto obedience and sprinkling of the blood of Jesus Christ: Grace unto you, and peace, be multiplied. و در این متعجب هستند که شما همراه ایشان به سوی همین اسراف اوباشی نمی شتابید و شما را دشنام می‌دهند. bible_en_fa Blessed be the God and Father of our Lord Jesus Christ, which according to his abundant mercy hath begotten us again unto a lively hope by the resurrection of Jesus Christ from the dead, و ایشان حساب خواهند داد بدو که مستعد است تا زندگان و مردگان را داوری نماید. bible_en_fa To an inheritance incorruptible, and undefiled, and that fadeth not away, reserved in heaven for you, زیرا که از اینجهت نیز به مردگان بشارت داده شد تا بر ایشان موافق مردم بحسب جسم حکم شود و موافق خدا بحسب روح زیست نمایند. bible_en_fa Who are kept by the power of God through faith unto salvation ready to be revealed in the last time. لکن انتهای همه‌چیز نزدیک است. پس خرداندیش و برای دعا هشیار باشید. bible_en_fa Wherein ye greatly rejoice, though now for a season, if need be, ye are in heaviness through manifold temptations: و اول همه با یکدیگر بشدت محبت نمایید زیرا که محبت کثرت گناهان را می‌پوشاند. bible_en_fa That the trial of your faith, being much more precious than of gold that perisheth, though it be tried with fire, might be found unto praise and honour and glory at the appearing of Jesus Christ: و یکدیگر را بدون همهمه مهمانی کنید. bible_en_fa Whom having not seen, ye love; in whom, though now ye see him not, yet believing, ye rejoice with joy unspeakable and full of glory: و هریک بحسب نعمتی که یافته باشد، یکدیگر را در آن خدمت نماید، مثل وکلاء امین فیض گوناگون خدا. bible_en_fa Receiving the end of your faith, even the salvation of your souls. اگر کسی سخن گوید، مانند اقوال خدا بگوید و اگر کسی خدمت کند، برحسب توانایی که خدا بدو داده باشد بکند تا در همه‌چیز، خدا بواسطه عیسی مسیح جلال یابد که او را جلال و توانایی تاابدالاباد هست، آمین. bible_en_fa Of which salvation the prophets have inquired and searched diligently, who prophesied of the grace that should come unto you: ‌ای حبیبان، تعجب منمایید از این آتشی که در میان شماست و بجهت امتحان شما می‌آید که گویا چیزی غریب بر شما واقع شده باشد. bible_en_fa Searching what, or what manner of time the Spirit of Christ which was in them did signify, when it testified beforehand the sufferings of Christ, and the glory that should follow. بلکه بقدری که شریک زحمات مسیح هستید، خشنودشوید تا در هنگام ظهور جلال وی شادی و وجدنما�ید. bible_en_fa Unto whom it was revealed, that not unto themselves, but unto us they did minister the things, which are now reported unto you by them that have preached the gospel unto you with the Holy Ghost sent down from heaven; which things the angels desire to look into. اگر بخاطر نام مسیح رسوایی می‌کشید، خوشابحال شما زیرا که روح جلال وروح خدا بر شما آرام می‌گیرد. bible_en_fa Wherefore gird up the loins of your mind, be sober, and hope to the end for the grace that is to be brought unto you at the revelation of Jesus Christ; پس زنهار هیچ‌یکی از شما چون قاتل یا دزد یا شریر یا فضول عذاب نکشد. bible_en_fa As obedient children, not fashioning yourselves according to the former lusts in your ignorance: لکن اگر چون مسیحی عذاب بکشد، پس شرمنده نشود بلکه به این اسم خدا راتمجید نماید. bible_en_fa But as he which hath called you is holy, so be ye holy in all manner of conversation; زیرا این زمان است که داوری ازخانه خدا شروع شود؛ و اگر شروع آن از ماست، پس عاقبت کسانی که انجیل خدا را اطاعت نمی کنند چه خواهد شد؟ bible_en_fa Because it is written, Be ye holy; for I am holy. و اگر عادل به دشواری نجات یابد، بی‌دین و گناهکار کجا یافت خواهد شد؟پس کسانی نیز که برحسب اراده خدا زحمت کشند، جانهای خود را در نیکوکاری به خالق امین بسپارند. bible_en_fa And if ye call on the Father, who without respect of persons judgeth according to every man's work, pass the time of your sojourning here in fear: پس کسانی نیز که برحسب اراده خدا زحمت کشند، جانهای خود را در نیکوکاری به خالق امین بسپارند. bible_en_fa Forasmuch as ye know that ye were not redeemed with corruptible things, as silver and gold, from your vain conversation received by tradition from your fathers; پیران را در میان شما نصیحت می‌کنم، من که نیز با شما پیر هستم و شاهد بر زحمات مسیح و شریک در جلالی که مکشوف خواهدشد. bible_en_fa But with the precious blood of Christ, as of a lamb without blemish and without spot: گله خدا را که در میان شماست بچرانید ونظارت آن را بکنید، نه به زور بلکه به رضامندی ونه بجهت سود قبیح بلکه به رغبت؛ bible_en_fa Who verily was foreordained before the foundation of the world, but was manifest in these last times for you, و نه‌چنانکه بر قسمت های خود خداوندی بکنید بلکه بجهت گله نمونه باشید، bible_en_fa Who by him do believe in God, that raised him up from the dead, and gave him glory; that your faith and hope might be in God. تا در وقتی که رئیس شبانان ظاهر شود، تاج ناپژمرده جلال را بیابید. bible_en_fa Seeing ye have purified your souls in obeying the truth through the Spirit unto unfeigned love of the brethren, see that ye love one another with a pure heart fervently: همچنین‌ای جوانان، مطیع پیران باشید بلکه همه با یکدیگر فروتنی را بر خود ببندید زیرا خدابا متکبران مقاومت می‌کند و فروتنان را فیض می‌بخشد. bible_en_fa Being born again, not of corruptible seed, but of incorruptible, by the word of God, which liveth and abideth for ever. پس زبردست زورآور خدا فروتنی نمایید تا شما را در وقت معین سرافراز نماید. bible_en_fa For all flesh is as grass, and all the glory of man as the flower of grass. The grass withereth, and the flower thereof falleth away: وتمام اندیشه خود را به وی واگذارید زیرا که اوبرای شما فکر می‌کند. bible_en_fa But the word of the Lord endureth for ever. And this is the word which by the gospel is preached unto you. هشیار و بیدار باشید زیراکه دشمن شما ابلیس مانند شیر غران گردش می‌کند و کسی را می‌طلبد تا ببلعد. bible_en_fa Wherefore laying aside all malice, and all guile, and hypocrisies, and envies, and all evil speakings, پس به ایمان استوار شده، با او مقاومت کنید، چون آگاه هستیدکه همین زحمات بر برادران شما که در دنیاهستند، می‌آید. bible_en_fa As newborn babes, desire the sincere milk of the word, that ye may grow thereby: و خدای همه فیضها که ما را به جلال ابدی خود در عیسی مسیح خوانده، است، شما را بعداز کشیدن زحمتی قلیل کامل و استوار و تواناخواهد ساخت. bible_en_fa If so be ye have tasted that the Lord is gracious. او را تا ابدالاباد جلال وتوانایی باد، آمین. bible_en_fa To whom coming, as unto a living stone, disallowed indeed of men, but chosen of God, and precious, به توسط سلوانس که او را برادر امین شمامی شمارم، مختصری نوشتم و نصیحت وشهادت می‌دهم که همین است فیض حقیقی خداکه بر آن قائم هستید.خواهر برگزیده با شما که در بابل است و پسر من مرقس به شما سلام می‌رسانند. bible_en_fa Ye also, as lively stones, are built up a spiritual house, an holy priesthood, to offer up spiritual sacrifices, acceptable to God by Jesus Christ. خواهر برگزیده با شما که در بابل است و پسر من مرقس به شما سلام می‌رسانند. bible_en_fa Wherefore also it is contained in the scripture, Behold, I lay in Sion a chief corner stone, elect, precious: and he that believeth on him shall not be confounded. شمعون پطرس، غلام و رسول عیسی مسیح، به آنانی که ایمان گرانبها را به مساوی مایافته‌اند، در عدالت خدای ما و عیسی مسیح نجات‌دهنده. bible_en_fa Unto you therefore which believe he is precious: but unto them which be disobedient, the stone which the builders disallowed, the same is made the head of the corner, فیض و سلامتی در معرفت خدا و خداوند ماعیسی بر شما افزون باد. bible_en_fa And a stone of stumbling, and a rock of offence, even to them which stumble at the word, being disobedient: whereunto also they were appointed. چنانکه قوت الهیه او همه‌چیزهایی را که برای حیات و دینداری لازم است، به ما عنایت فرموده است، به معرفت او که ما را به جلال وفضیلت خود دعوت نموده، bible_en_fa But ye are a chosen generation, a royal priesthood, an holy nation, a peculiar people; that ye should shew forth the praises of him who hath called you out of darkness into his marvellous light: که بوساطت آنهاوعده های بینهایت عظیم و گرانبها به ما داده شد تاشما به اینها شریک طبیعت الهی گردید و ازفسادی که از شهوت در جهان است، خلاصی یابید. bible_en_fa Which in time past were not a people, but are now the people of God: which had not obtained mercy, but now have obtained mercy. و به همین جهت، کمال سعی نموده، درایمان خود فضیلت پیدا نمایید bible_en_fa Dearly beloved, I beseech you as strangers and pilgrims, abstain from fleshly lusts, which war against the soul; و در فضیلت، علم و در علم، عفت و در عفت، صبر و در صبر، دینداری bible_en_fa Having your conversation honest among the Gentiles: that, whereas they speak against you as evildoers, they may by your good works, which they shall behold, glorify God in the day of visitation. و در دینداری، محبت برادران و درمحبت برادران، محبت را. bible_en_fa Submit yourselves to every ordinance of man for the Lord's sake: whether it be to the king, as supreme; زیرا هرگاه اینها درشما یافت شود و بیفزاید، شما را نمی گذارد که درمعرفت خداوند ما عیسی مسیح کاهل یا بی‌ثمربوده باشید. bible_en_fa Or unto governors, as unto them that are sent by him for the punishment of evildoers, and for the praise of them that do well. زیرا هرکه اینها را ندارد، کور وکوتاه نظر است و تطیهر گناهان گذشته خود را فراموش کرده است. bible_en_fa For so is the will of God, that with well doing ye may put to silence the ignorance of foolish men: لهذا‌ای برادران بیشتر جد و جهد کنید تادعوت و برگزیدگی خود را ثابت نمایید زیرا اگرچنین کنید هرگز لغزش نخواهید خورد. bible_en_fa As free, and not using your liberty for a cloke of maliciousness, but as the servants of God. وهمچنین دخول در ملکوت جاودانی خداوند ونجات‌دهنده ما عیسی مسیح به شما به دولتمندی داده خواهد شد. bible_en_fa Honour all men. Love the brotherhood. Fear God. Honour the king. لهذا از پیوسته یاد دادن شما از این امورغفلت نخواهم ورزید، هرچند آنها را می‌دانید ودر آن راستی که نزد شما است استوار هستید. bible_en_fa Servants, be subject to your masters with all fear; not only to the good and gentle, but also to the froward. لکن این را صواب می‌دانم، مادامی که در این خیمه هستم، شما را به یاد آوری برانگیزانم. bible_en_fa For this is thankworthy, if a man for conscience toward God endure grief, suffering wrongfully. چونکه می‌دانم که وقت بیرون کردن خیمه من نزدیک است، چنانکه خداوند ما عیسی مسیح نیزمرا آگاهانید. bible_en_fa For what glory is it, if, when ye be buffeted for your faults, ye shall take it patiently? but if, when ye do well, and suffer for it, ye take it patiently, this is acceptable with God. و برای این نیز کوشش می‌کنم تاشما در هروقت بعد از رحلت من، بتوانید این اموررا یاد آورید. bible_en_fa For even hereunto were ye called: because Christ also suffered for us, leaving us an example, that ye should follow his steps: زیرا که در‌پی افسانه های جعلی نرفتیم، چون از قوت و آمدن خداوند ما عیسی مسیح شما را اعلام دادیم، بلکه کبریایی او رادیده بودیم. bible_en_fa Who did no sin, neither was guile found in his mouth: زیرا از خدای پدر اکرام و جلال یافت هنگامی که آوازی از جلال کبریایی به اورسید که «این است پسر حبیب من که از وی خشنودم.» bible_en_fa Who, when he was reviled, reviled not again; when he suffered, he threatened not; but committed himself to him that judgeth righteously: و این آواز را ما زمانی که با وی درکوه مقدس بودیم، شنیدیم که از آسمان آورده شد. bible_en_fa Who his own self bare our sins in his own body on the tree, that we, being dead to sins, should live unto righteousness: by whose stripes ye were healed. و کلام انبیا را نیز محکم تر داریم که نیکومی کنید اگر در آن اهتمام کنید، مثل چراغی درخشنده در مکان تاریک تا روز بشکافد و ستاره صبح در دلهای شما طلوع کند. bible_en_fa For ye were as sheep going astray; but are now returned unto the Shepherd and Bishop of your souls. و این رانخست بدانید که هیچ نبوت کتاب از تفسیر خودنبی نیست.زیرا که نبوت به اراده انسان هرگزآورده نشد، بلکه مردمان به روح‌القدس مجذوب شده، از جانب خدا سخن‌گفتند. bible_en_fa Likewise, ye wives, be in subjection to your own husbands; that, if any obey not the word, they also may without the word be won by the conversation of the wives; زیرا که نبوت به اراده انسان هرگزآورده نشد، بلکه مردمان به روح‌القدس مجذوب شده، از جانب خدا سخن‌گفتند. bible_en_fa While they behold your chaste conversation coupled with fear. لکن در میان قوم، انبیای کذبه نیز بودند، چنانکه در میان شما هم معلمان کذبه خواهند بود که بدعتهای مهلک را خفیه خواهندآورد و آن آقایی را که ایشان را خرید انکارخواهند نمود و هلاکت سریع را بر خود خواهندکشید؛ bible_en_fa Whose adorning let it not be that outward adorning of plaiting the hair, and of wearing of gold, or of putting on of apparel; و بسیاری فجور ایشان را متابعت خواهند نمود که به‌سبب ایشان طریق حق، موردملامت خواهد شد. bible_en_fa But let it be the hidden man of the heart, in that which is not corruptible, even the ornament of a meek and quiet spirit, which is in the sight of God of great price. و از راه طمع به سخنان جعلی شما را خرید و فروش خواهند کرد که عقوبت ایشان از مدت مدید تاخیر نمی کند وهلاکت ایشان خوابیده نیست. bible_en_fa For after this manner in the old time the holy women also, who trusted in God, adorned themselves, being in subjection unto their own husbands: زیرا هرگاه خدا بر فرشتگانی که گناه کردند، شفقت ننمود بلکه ایشان را به جهنم انداخته، به زنجیرهای ظلمت سپرد تا برای داوری نگاه داشته شوند؛ bible_en_fa Even as Sara obeyed Abraham, calling him lord: whose daughters ye are, as long as ye do well, and are not afraid with any amazement. و بر عالم قدیم شفقت نفرمود بلکه نوح، واعظ عدالت را با هفت نفر دیگر محفوظداشته، طوفان را بر عالم بی‌دینان آورد؛ bible_en_fa Likewise, ye husbands, dwell with them according to knowledge, giving honour unto the wife, as unto the weaker vessel, and as being heirs together of the grace of life; that your prayers be not hindered. وشهرهای سدوم و عموره را خاکستر نموده، حکم به واژگون شدن آنها فرمود و آنها را برای آنانی که بعد از این بی‌دینی خواهند کرد، عبرتی ساخت؛ bible_en_fa Finally, be ye all of one mind, having compassion one of another, love as brethren, be pitiful, be courteous: و لوط عادل را که از رفتار فاجرانه بی‌دینان رنجیده بود رهانید. bible_en_fa Not rendering evil for evil, or railing for railing: but contrariwise blessing; knowing that ye are thereunto called, that ye should inherit a blessing. زیرا که آن مرد عادل درمیانشان ساکن بوده، از آنچه می‌دید و می‌شنید، دل صالح خود را به‌کارهای قبیح ایشان هرروزه رنجیده می‌داشت. bible_en_fa For he that will love life, and see good days, let him refrain his tongue from evil, and his lips that they speak no guile: پس خداوند می‌داند که عادلان را از تجربه رهایی دهد و ظالمان را تا به روز جزا در عذاب نگاه دارد. bible_en_fa Let him eschew evil, and do good; let him seek peace, and ensue it. خصوص آنانی که در شهوات نجاست در‌پی جسم می‌روند وخداوندی را حقیر می‌دانند. bible_en_fa For the eyes of the Lord are over the righteous, and his ears are open unto their prayers: but the face of the Lord is against them that do evil. و حال آنکه فرشتگانی که در قدرت و قوت افضل هستند، پیش خداوند برایشان حکم افترا نمی زنند. bible_en_fa And who is he that will harm you, if ye be followers of that which is good? لکن اینها چون حیوانات غیرناطق که برای صید و هلاکت طبع متولد شده‌اند، ملامت می‌کنند بر آنچه نمی دانندو در فساد خود هلاک خواهند شد. bible_en_fa But and if ye suffer for righteousness' sake, happy are ye: and be not afraid of their terror, neither be troubled; و مزدناراستی خود را خواهند یافت که عیش و عشرت یک روزه را سرور خود می‌دانند. لکه‌ها و عیبهاهستند که در ضیافت های محبتانه خود عیش وعشرت می‌نمایند وقتی که با شما شادی می‌کنند. bible_en_fa But sanctify the Lord God in your hearts: and be ready always to give an answer to every man that asketh you a reason of the hope that is in you with meekness and fear: چشمهای پر از زنا دارند که از گناه بازداشته نمی شود، و کسان ناپایدار را به دام می‌کشند؛ ابنای لعنت که قلب خود را برای طمع ریاضت داده‌اند، bible_en_fa Having a good conscience; that, whereas they speak evil of you, as of evildoers, they may be ashamed that falsely accuse your good conversation in Christ. و راه مستقیم را ترک کرده، گمراه شدند و طریق بلعام بن بصور را که مزد ناراستی رادوست می‌داشت، متابعت کردند. bible_en_fa For it is better, if the will of God be so, that ye suffer for well doing, than for evil doing. لکن او ازتقصیر خود توبیخ یافت که حمار گنگ به زبان انسان متنطق شده، دیوانگی نبی را توبیخ نمود. bible_en_fa For Christ also hath once suffered for sins, the just for the unjust, that he might bring us to God, being put to death in the flesh, but quickened by the Spirit: اینها چشمه های بی‌آب و مه های رانده شده به باد شدید هستند که برای ایشان ظلمت تاریکی جاودانی، مقرر است. bible_en_fa By which also he went and preached unto the spirits in prison; زیرا که سخنان تکبرآمیز و باطل می‌گویند و آنانی را که از اهل ضلالت تازه رستگار شده‌اند، در دام شهوات به فجور جسمی می‌کشند، bible_en_fa Which sometime were disobedient, when once the longsuffering of God waited in the days of Noah, while the ark was a preparing, wherein few, that is, eight souls were saved by water. و ایشان را به آزادی وعده می‌دهند و حال آنکه خود غلام فسادهستند، زیرا هرچیزی که بر کسی غلبه یافته باشد، او نیز غلام آن است. bible_en_fa The like figure whereunto even baptism doth also now save us (not the putting away of the filth of the flesh, but the answer of a good conscience toward God,) by the resurrection of Jesus Christ: زیرا هرگاه به معرفت خداوند و نجات‌دهنده ما عیسی مسیح ازآلایش دنیوی رستند و بعد از آن، بار دیگر گرفتارو مغلوب آن گشتند، اواخر ایشان از اوایل بدترمی شود. bible_en_fa Who is gone into heaven, and is on the right hand of God; angels and authorities and powers being made subject unto him. زیرا که برای ایشان بهتر می‌بود که راه عدالت را ندانسته باشند از اینکه بعد از دانستن باردیگر از آن حکم مقدس که بدیشان سپرده شده بود، برگردند.لکن معنی مثل حقیقی بر ایشان راست آمد که «سگ به قی خود رجوع کرده است و خنزیر شسته شده، به غلطیدن در گل.» bible_en_fa Forasmuch then as Christ hath suffered for us in the flesh, arm yourselves likewise with the same mind: for he that hath suffered in the flesh hath ceased from sin; لکن معنی مثل حقیقی بر ایشان راست آمد که «سگ به قی خود رجوع کرده است و خنزیر شسته شده، به غلطیدن در گل.» bible_en_fa That he no longer should live the rest of his time in the flesh to the lusts of men, but to the will of God. این رساله دوم را‌ای حبیبان الان به شمامی نویسم که به این هردو، دل پاک شما را به طریق یادگاری برمی انگیزانم، bible_en_fa For the time past of our life may suffice us to have wrought the will of the Gentiles, when we walked in lasciviousness, lusts, excess of wine, revellings, banquetings, and abominable idolatries: تا بخاطر آریدکلماتی که انبیای مقدس، پیش گفته‌اند و حکم خداوند و نجات‌دهنده را که به رسولان شما داده شد. bible_en_fa Wherein they think it strange that ye run not with them to the same excess of riot, speaking evil of you: و نخست این را می‌دانید که در ایام آخرمستهزئین با استهزا ظاهر خواهند شد که بر وفق شهوات خود رفتار نموده، bible_en_fa Who shall give account to him that is ready to judge the quick and the dead. خواهند گفت: «کجاست وعده آمدن او؟ زیرا از زمانی که پدران به خواب رفتند، هرچیز به همینطوری که ازابتدای آفرینش بود، باقی است.» bible_en_fa For for this cause was the gospel preached also to them that are dead, that they might be judged according to men in the flesh, but live according to God in the spirit. زیرا که ایشان عمد از این غافل هستند که به کلام خدا آسمانهااز قدیم بود و زمین از آب و به آب قائم گردید. bible_en_fa But the end of all things is at hand: be ye therefore sober, and watch unto prayer. وبه این هردو، عالمی که آن وقت بود در آب غرق شده، هلاک گشت. bible_en_fa And above all things have fervent charity among yourselves: for charity shall cover the multitude of sins. لکن آسمان و زمین الان به همان کلام برای آتش ذخیره شده و تا روز داوری و هلاکت، مردم بی‌دین نگاه داشته شده‌اند. bible_en_fa Use hospitality one to another without grudging. لکن‌ای حبیبان، این یک چیز از شما مخفی نماند که یک روز نزد خدا چون هزار سال است وهزار سال چون یک روز. bible_en_fa As every man hath received the gift, even so minister the same one to another, as good stewards of the manifold grace of God. خداوند در وعده خودتاخیر نمی نماید چنانکه بعضی تاخیرمی پندارند، بلکه بر شما تحمل می‌نماید چون نمی خواهد که کسی هلاک گردد بلکه همه به توبه گرایند. bible_en_fa If any man speak, let him speak as the oracles of God; if any man minister, let him do it as of the ability which God giveth: that God in all things may be glorified through Jesus Christ, to whom be praise and dominion for ever and ever. Amen. لکن روز خداوند چون دزد خواهدآمد که در آن آسمانها به صدای عظیم زایل خواهند شد و عناصر سوخته شده، از هم خواهدپاشید و زمین و کارهایی که در آن است سوخته خواهد شد. bible_en_fa Beloved, think it not strange concerning the fiery trial which is to try you, as though some strange thing happened unto you: پس چون جمیع اینها متفرق خواهندگردید، شما چطور مردمان باید باشید، در هرسیرت مقدس و دینداری؟ bible_en_fa But rejoice, inasmuch as ye are partakers of Christ's sufferings; that, when his glory shall be revealed, ye may be glad also with exceeding joy. و آمدن روز خدارا انتظار بکشید و آن را بشتابانید که در آن آسمانها سوخته شده، از هم متفرق خواهند شد وعناصر از حرارت گداخته خواهد گردید. bible_en_fa If ye be reproached for the name of Christ, happy are ye; for the spirit of glory and of God resteth upon you: on their part he is evil spoken of, but on your part he is glorified. ولی بحسب وعده او، منتظر آسمانهای جدید و زمین جدید هستیم که در آنها عدالت ساکن خواهد بود. bible_en_fa But let none of you suffer as a murderer, or as a thief, or as an evildoer, or as a busybody in other men's matters. لهذا‌ای حبیبان، چون انتظار این چیزها رامی کشید، جد و جهد نمایید تا نزد او بی‌داغ و بی عیب در سلامتی یافت شوید. bible_en_fa Yet if any man suffer as a Christian, let him not be ashamed; but let him glorify God on this behalf. و تحمل خداوند ما را نجات بدانید، چنانکه برادر حبیب ماپولس نیز برحسب حکمتی که به وی داده شد، به شما نوشت. bible_en_fa For the time is come that judgment must begin at the house of God: and if it first begin at us, what shall the end be of them that obey not the gospel of God? و همچنین در سایر رساله های خود این چیزها را بیان می‌نماید که در آنها بعضی چیزهاست که فهمیدن آنها مشکل است و مردمان بی‌علم و ناپایدار آنها را مثل سایر کتب تحریف می کنند تا به هلاکت خود برسند.پس شما‌ای حبیبان، چون این امور را ازپیش می‌دانید، باحذر باشید که مبادا به گمراهی بی‌دینان ربوده شده، از پایداری خود بیفتید. bible_en_fa And if the righteous scarcely be saved, where shall the ungodly and the sinner appear? پس شما‌ای حبیبان، چون این امور را ازپیش می‌دانید، باحذر باشید که مبادا به گمراهی بی‌دینان ربوده شده، از پایداری خود بیفتید. bible_en_fa Wherefore let them that suffer according to the will of God commit the keeping of their souls to him in well doing, as unto a faithful Creator. آنچه از ابتدا بود و آنچه شنیده‌ایم و به چشم خود دیده، آنچه بر آن نگریستیم ودستهای ما لمس کرد، درباره کلمه حیات. bible_en_fa The elders which are among you I exhort, who am also an elder, and a witness of the sufferings of Christ, and also a partaker of the glory that shall be revealed: وحیات ظاهر شد و آن را دیده‌ایم و شهادت می‌دهیم و به شما خبر می‌دهیم از حیات جاودانی که نزد پدر بود و برما ظاهر شد. bible_en_fa Feed the flock of God which is among you, taking the oversight thereof, not by constraint, but willingly; not for filthy lucre, but of a ready mind; ازآنچه دیده و شنیده‌ایم شما را اعلام می‌نماییم تاشما هم با ما شراکت داشته باشید. و اما شراکت مابا پدر و با پسرش عیسی مسیح است. bible_en_fa Neither as being lords over God's heritage, but being ensamples to the flock. و این را به شما می‌نویسم تا خوشی ما کامل گردد. bible_en_fa And when the chief Shepherd shall appear, ye shall receive a crown of glory that fadeth not away. و این است پیغامی که از او شنیده‌ایم و به شما اعلام می‌نماییم، که خدا نور است و هیچ ظلمت در وی هرگز نیست. bible_en_fa Likewise, ye younger, submit yourselves unto the elder. Yea, all of you be subject one to another, and be clothed with humility: for God resisteth the proud, and giveth grace to the humble. اگر گوییم که با وی شراکت داریم، در حالیکه در ظلمت سلوک می‌نماییم، دروغ می‌گوییم و براستی عمل نمی کنیم. bible_en_fa Humble yourselves therefore under the mighty hand of God, that he may exalt you in due time: لکن اگر در نور سلوک می‌نماییم، چنانکه او در نور است، با یکدیگر شراکت داریم و خون پسر او عیسی مسیح ما را از هر گناه پاک می‌سازد. bible_en_fa Casting all your care upon him; for he careth for you. اگر گوییم که گناه نداریم خود را گمراه می‌کنیم و راستی در ما نیست. bible_en_fa Be sober, be vigilant; because your adversary the devil, as a roaring lion, walketh about, seeking whom he may devour: اگر به گناهان خود اعتراف کنیم، او امین و عادل است تا گناهان ما را بیامرزد و ما را از هر ناراستی پاک سازد.اگر گوییم که گناه نکرده‌ایم، او را دروغگو می شماریم و کلام او در ما نیست. bible_en_fa Whom resist stedfast in the faith, knowing that the same afflictions are accomplished in your brethren that are in the world. اگر گوییم که گناه نکرده‌ایم، او را دروغگو می شماریم و کلام او در ما نیست. bible_en_fa But the God of all grace, who hath called us unto his eternal glory by Christ Jesus, after that ye have suffered a while, make you perfect, stablish, strengthen, settle you. ای فرزندان من، این را به شما می‌نویسم تاگناه نکنید؛ و اگر کسی گناهی کند، شفیعی داریم نزد پدر یعنی عیسی مسیح عادل. bible_en_fa To him be glory and dominion for ever and ever. Amen. واوست کفاره بجهت گناهان ما و نه گناهان ما فقطبلکه بجهت تمام جهان نیز. bible_en_fa By Silvanus, a faithful brother unto you, as I suppose, I have written briefly, exhorting, and testifying that this is the true grace of God wherein ye stand. و از این می‌دانیم که او را می‌شناسیم، اگر احکام او را نگاه داریم. bible_en_fa The church that is at Babylon, elected together with you, saluteth you; and so doth Marcus my son. کسی‌که گوید او را می‌شناسم و احکام او رانگاه ندارد، دروغگوست و در وی راستی نیست. bible_en_fa Greet ye one another with a kiss of charity. Peace be with you all that are in Christ Jesus. Amen. لکن کسی‌که کلام او را نگاه دارد، فی الواقع محبت خدا در وی کامل شده است و از این می‌دانیم که در وی هستیم. bible_en_fa Simon Peter, a servant and an apostle of Jesus Christ, to them that have obtained like precious faith with us through the righteousness of God and our Saviour Jesus Christ: هرکه گوید که در وی می‌مانم، به همین طریقی که او سلوک می‌نمود، اونیز باید سلوک کند. bible_en_fa Grace and peace be multiplied unto you through the knowledge of God, and of Jesus our Lord, ‌ای حبیبان، حکمی تازه به شما نمی نویسم، بلکه حکمی کهنه که آن را از ابتدا داشتید؛ و حکم کهنه آن کلام است که از ابتدا شنیدید. bible_en_fa According as his divine power hath given unto us all things that pertain unto life and godliness, through the knowledge of him that hath called us to glory and virtue: و نیزحکمی تازه به شما می‌نویسم که آن در وی و درشما حق است، زیرا که تاریکی درگذر است و نورحقیقی الان می‌درخشد. bible_en_fa Whereby are given unto us exceeding great and precious promises: that by these ye might be partakers of the divine nature, having escaped the corruption that is in the world through lust. کسی‌که می‌گوید که در نور است و از برادرخود نفرت دارد، تا حال در تاریکی است. bible_en_fa And beside this, giving all diligence, add to your faith virtue; and to virtue knowledge; وکسی‌که برادر خود را محبت نماید، در نور ساکن است و لغزش در وی نیست. bible_en_fa And to knowledge temperance; and to temperance patience; and to patience godliness; اما کسی‌که ازبرادر خود نفرت دارد، در تاریکی است و درتاریکی راه می‌رود و نمی داند کجا می‌رود زیرا که تاریکی چشمانش را کور کرده است. bible_en_fa And to godliness brotherly kindness; and to brotherly kindness charity. ‌ای فرزندان، به شما می‌نویسم زیرا که گناهان شما بخاطر اسم او آمرزیده شده است. bible_en_fa For if these things be in you, and abound, they make you that ye shall neither be barren nor unfruitful in the knowledge of our Lord Jesus Christ. ‌ای پدران، به شما می‌نویسم زیرا او را که ازابتدا است می‌شناسید. ای جوانان، به شمامی نویسم از آنجا که بر شریر غالب شده‌اید. ای بچه‌ها به شما نوشتم زیرا که پدر را می‌شناسید. bible_en_fa But he that lacketh these things is blind, and cannot see afar off, and hath forgotten that he was purged from his old sins. ‌ای پدران، به شما نوشتم زیرا او را که ازابتداست می‌شناسید. ای جوانان، به شما نوشتم از آن جهت که توانا هستید و کلام خدا در شماساکن است وبر شریر غلبه یافته‌اید. bible_en_fa Wherefore the rather, brethren, give diligence to make your calling and election sure: for if ye do these things, ye shall never fall: دنیا را وآنچه در دنیاست دوست مدارید زیرا اگر کسی دنیا را دوست دارد، محبت پدر در وی نیست. bible_en_fa For so an entrance shall be ministered unto you abundantly into the everlasting kingdom of our Lord and Saviour Jesus Christ. زیرا که آنچه در دنیاست، از شهوت جسم وخواهش چشم و غرور زندگانی از پدر نیست بلکه از جهان است. bible_en_fa Wherefore I will not be negligent to put you always in remembrance of these things, though ye know them, and be established in the present truth. و دنیا و شهوات آن در گذراست لکن کسی‌که به اراده خدا عمل می‌کند، تا به ابد باقی می‌ماند. bible_en_fa Yea, I think it meet, as long as I am in this tabernacle, to stir you up by putting you in remembrance; ‌ای بچه‌ها، این ساعت آخر است و چنانکه شنیده‌اید که دجال می‌آید، الحال هم دجالان بسیار ظاهر شده‌اند و از این می‌دانیم که ساعت آخر است. bible_en_fa Knowing that shortly I must put off this my tabernacle, even as our Lord Jesus Christ hath shewed me. از ما بیرون شدند، لکن از ما نبودند، زیرا اگر از ما می‌بودند با ما می‌ماندند؛ لکن بیرون رفتند تا ظاهر شود که همه ایشان از ما نیستند. bible_en_fa Moreover I will endeavour that ye may be able after my decease to have these things always in remembrance. و اما شما از آن قدوس، مسح را یافته‌اید وهرچیز را می‌دانید. bible_en_fa For we have not followed cunningly devised fables, when we made known unto you the power and coming of our Lord Jesus Christ, but were eyewitnesses of his majesty. ننوشتم به شما از این جهت که راستی را نمی دانید، بلکه از اینرو که آن رامی دانید و اینکه هیچ دروغ از راستی نیست. bible_en_fa For he received from God the Father honour and glory, when there came such a voice to him from the excellent glory, This is my beloved Son, in whom I am well pleased. دروغگو کیست جز آنکه مسیح بودن عیسی راانکار کند. آن دجال است که پدر و پسر را انکارمی نماید. bible_en_fa And this voice which came from heaven we heard, when we were with him in the holy mount. کسی‌که پسر را انکار کند، پدر را هم ندارد و کسی‌که اعتراف به پسر نماید، پدر را نیزدارد. bible_en_fa We have also a more sure word of prophecy; whereunto ye do well that ye take heed, as unto a light that shineth in a dark place, until the day dawn, and the day star arise in your hearts: و اما شما آنچه از ابتدا شنیدید در شماثابت بماند، زیرا اگر آنچه از اول شنیدید، در شماثابت بماند، شما نیز در پسر و در پدر ثابت خواهید ماند. bible_en_fa Knowing this first, that no prophecy of the scripture is of any private interpretation. و این است آن وعده‌ای که او به ما داده است، یعنی حیات جاودانی. bible_en_fa For the prophecy came not in old time by the will of man: but holy men of God spake as they were moved by the Holy Ghost. و این را به شما نوشتم درباره آنانی که شما را گمراه می‌کنند. bible_en_fa But there were false prophets also among the people, even as there shall be false teachers among you, who privily shall bring in damnable heresies, even denying the Lord that bought them, and bring upon themselves swift destruction. و اما در شما آن مسح که از او یافته‌اید ثابت است و حاجت ندارید که کسی شما را تعلیم دهدبلکه چنانکه خود آن مسح شما را از همه‌چیزتعلیم می‌دهد و حق است و دروغ نیست، پس بطوری که شما را تعلیم داد در او ثابت می‌مانید. bible_en_fa And many shall follow their pernicious ways; by reason of whom the way of truth shall be evil spoken of. الان‌ای فرزندان در او ثابت بمانید تا چون ظاهر شود، اعتماد داشته باشیم و در هنگام ظهورش از وی خجل نشویم.اگر فهمیده ایدکه او عادل است، پس می‌دانید که هر‌که عدالت رابه‌جا آورد، از وی تولد یافته است. bible_en_fa And through covetousness shall they with feigned words make merchandise of you: whose judgment now of a long time lingereth not, and their damnation slumbereth not. اگر فهمیده ایدکه او عادل است، پس می‌دانید که هر‌که عدالت رابه‌جا آورد، از وی تولد یافته است. bible_en_fa For if God spared not the angels that sinned, but cast them down to hell, and delivered them into chains of darkness, to be reserved unto judgment; ملاحظه کنید چه نوع محبت پدر به ما داده است تا فرزندان خدا خوانده شویم؛ وچنین هستیم و از این جهت دنیا ما را نمی شناسدزیرا که او را نشناخت. bible_en_fa And spared not the old world, but saved Noah the eighth person, a preacher of righteousness, bringing in the flood upon the world of the ungodly; ‌ای حبیبان، الان فرزندان خدا هستیم و هنوز ظاهر نشده است آنچه خواهیم بود؛ لکن می‌دانیم که چون او ظاهر شود، مانند او خواهیم بود زیرا او را چنانکه هست خواهیم دید. bible_en_fa And turning the cities of Sodom and Gomorrha into ashes condemned them with an overthrow, making them an ensample unto those that after should live ungodly; و هرکس که این امید را بر وی دارد، خود را پاک می‌سازد چنانکه او پاک است. bible_en_fa And delivered just Lot, vexed with the filthy conversation of the wicked: و هرکه گناه را بعمل می‌آورد، برخلاف شریعت عمل می‌کند زیرا گناه مخالف شریعت است. bible_en_fa (For that righteous man dwelling among them, in seeing and hearing, vexed his righteous soul from day to day with their unlawful deeds;) و می‌دانید که او ظاهر شد تا گناهان رابردارد و در وی هیچ گناه نیست. bible_en_fa The Lord knoweth how to deliver the godly out of temptations, and to reserve the unjust unto the day of judgment to be punished: هرکه در وی ثابت است گناه نمی کند و هرکه گناه می‌کند او راندیده است و نمی شناسد. bible_en_fa But chiefly them that walk after the flesh in the lust of uncleanness, and despise government. Presumptuous are they, selfwilled, they are not afraid to speak evil of dignities. ‌ای فرزندان، کسی شما را گمراه نکند؛ کسی‌که عدالت را به‌جا می‌آورد، عادل است چنانکه اوعادل است. bible_en_fa Whereas angels, which are greater in power and might, bring not railing accusation against them before the Lord. و کسی‌که گناه می‌کند از ابلیس است زیرا که ابلیس از ابتدا گناهکار بوده است. واز این جهت پسر خدا ظاهر شد تا اعمال ابلیس راباطل سازد. bible_en_fa But these, as natural brute beasts, made to be taken and destroyed, speak evil of the things that they understand not; and shall utterly perish in their own corruption; هر‌که از خدا مولود شده است، گناه نمی کند زیرا تخم او در وی می‌ماند و اونمی تواند گناهکار بوده باشد زیرا که از خدا تولدیافته است. bible_en_fa And shall receive the reward of unrighteousness, as they that count it pleasure to riot in the day time. Spots they are and blemishes, sporting themselves with their own deceivings while they feast with you; فرزندان خدا و فرزندان ابلیس ازاین ظاهر می‌گردند. هر‌که عدالت را به‌جانمی آورد از خدا نیست و همچنین هر‌که برادرخود را محبت نمی نماید. bible_en_fa Having eyes full of adultery, and that cannot cease from sin; beguiling unstable souls: an heart they have exercised with covetous practices; cursed children: زیرا همین است آن پیغامی که از اول شنیدید که یکدیگر را محبت نماییم. bible_en_fa Which have forsaken the right way, and are gone astray, following the way of Balaam the son of Bosor, who loved the wages of unrighteousness; نه مثل قائن که از آن شریر بود و برادر خود را کشت؛ و ازچه سبب او را کشت؟ از این سبب که اعمال خودش قبیح بود و اعمال برادرش نیکو. bible_en_fa But was rebuked for his iniquity: the dumb ass speaking with man's voice forbad the madness of the prophet. ‌ای برادران من، تعجب مکنید اگر دنیا از شما نفرت گیرد. bible_en_fa These are wells without water, clouds that are carried with a tempest; to whom the mist of darkness is reserved for ever. ما می‌دانیم که از موت گذشته، داخل حیات گشته‌ایم از اینکه برادران را محبت می نماییم. هرکه برادر خود را محبت نمی نمایددر موت ساکن است. bible_en_fa For when they speak great swelling words of vanity, they allure through the lusts of the flesh, through much wantonness, those that were clean escaped from them who live in error. هر‌که از برادر خود نفرت نماید، قاتل است و می‌دانید که هیچ قاتل حیات جاودانی در خود ثابت ندارد. bible_en_fa While they promise them liberty, they themselves are the servants of corruption: for of whom a man is overcome, of the same is he brought in bondage. از این امر محبت را دانسته‌ایم که او جان خود را در راه ما نهاد و ما باید جان خود را در راه برادران بنهیم. bible_en_fa For if after they have escaped the pollutions of the world through the knowledge of the Lord and Saviour Jesus Christ, they are again entangled therein, and overcome, the latter end is worse with them than the beginning. لکن کسی‌که معیشت دنیوی دارد و برادر خود را محتاج بیند و رحمت خود رااز او باز‌دارد، چگونه محبت خدا در او ساکن است؟ bible_en_fa For it had been better for them not to have known the way of righteousness, than, after they have known it, to turn from the holy commandment delivered unto them. ‌ای فرزندان، محبت را به‌جا آریم نه درکلام و زبان بلکه در عمل و راستی. bible_en_fa But it is happened unto them according to the true proverb, The dog is turned to his own vomit again; and the sow that was washed to her wallowing in the mire. و از این خواهیم دانست که از حق هستیم و دلهای خود رادر حضور او مطمئن خواهیم ساخت، bible_en_fa This second epistle, beloved, I now write unto you; in both which I stir up your pure minds by way of remembrance: یعنی درهرچه دل ما، ما را مذمت می‌کند، زیرا خدا از دل ما بزرگتر است و هرچیز را می‌داند. bible_en_fa That ye may be mindful of the words which were spoken before by the holy prophets, and of the commandment of us the apostles of the Lord and Saviour: ‌ای حبیبان، هرگاه دل ما ما را مذمت نکند، در حضور خدا اعتماد داریم. bible_en_fa Knowing this first, that there shall come in the last days scoffers, walking after their own lusts, و هرچه سوآل کنیم، از او می‌پاییم، از آنجهت که احکام او رانگاه می‌داریم و به آنچه پسندیده اوست، عمل می‌نماییم. و این است حکم او که به اسم پسر اوعیسی مسیح ایمان آوریم و یکدیگر را محبت نماییم، چنانکه به ما امر فرمود.و هرکه احکام او را نگاه دارد، در او ساکن است و او در وی؛ و ازاین می‌شناسیم که در ما ساکن است، یعنی از آن روح که به ما داده است. bible_en_fa And saying, Where is the promise of his coming? for since the fathers fell asleep, all things continue as they were from the beginning of the creation. و هرکه احکام او را نگاه دارد، در او ساکن است و او در وی؛ و ازاین می‌شناسیم که در ما ساکن است، یعنی از آن روح که به ما داده است. bible_en_fa For this they willingly are ignorant of, that by the word of God the heavens were of old, and the earth standing out of the water and in the water: ای حبیبان، هر روح را قبول مکنید بلکه روح‌ها را بیازمایید که از خدا هستند یا نه. زیرا که انبیای کذبه بسیار به جهان بیرون رفته‌اند. bible_en_fa Whereby the world that then was, being overflowed with water, perished: به این، روح خدا را می‌شناسیم: هر روحی که به عیسی مسیح مجسم شده اقرار نماید از خداست، bible_en_fa But the heavens and the earth, which are now, by the same word are kept in store, reserved unto fire against the day of judgment and perdition of ungodly men. و هر روحی که عیسی مسیح مجسم شده راانکار کند، از خدا نیست. و این است روح دجال که شنیده‌اید که او می‌آید و الان هم در جهان است. bible_en_fa But, beloved, be not ignorant of this one thing, that one day is with the Lord as a thousand years, and a thousand years as one day. ‌ای فرزندان، شما از خدا هستید و بر ایشان غلبه یافته‌اید زیرا او که در شماست، بزرگتر است از آنکه در جهان است. bible_en_fa The Lord is not slack concerning his promise, as some men count slackness; but is longsuffering to us-ward, not willing that any should perish, but that all should come to repentance. ایشان از دنیا هستند ازاین جهت سخنان دنیوی می‌گویند و دنیا ایشان رامی شنود. bible_en_fa But the day of the Lord will come as a thief in the night; in the which the heavens shall pass away with a great noise, and the elements shall melt with fervent heat, the earth also and the works that are therein shall be burned up. ما از خدا هستیم و هرکه خدا رامی شناسد ما را می‌شنود و آنکه از خدا نیست مارا نمی شنود. روح حق و روح ضلالت را از این تمییز می‌دهیم. bible_en_fa Seeing then that all these things shall be dissolved, what manner of persons ought ye to be in all holy conversation and godliness, ‌ای حبیبان، یکدیگر را محبت بنماییم زیراکه محبت از خداست و هرکه محبت می‌نماید ازخدا مولود شده است و خدا را می‌شناسد، bible_en_fa Looking for and hasting unto the coming of the day of God, wherein the heavens being on fire shall be dissolved, and the elements shall melt with fervent heat? وکسی‌که محبت نمی نماید، خدا را نمی شناسدزیرا خدا محبت است. bible_en_fa Nevertheless we, according to his promise, look for new heavens and a new earth, wherein dwelleth righteousness. و محبت خدا به ما ظاهرشده است به اینکه خدا پسر یگانه خود را به جهان فرستاده است تا به وی زیست نماییم. bible_en_fa Wherefore, beloved, seeing that ye look for such things, be diligent that ye may be found of him in peace, without spot, and blameless. ومحبت در همین است، نه آنکه ما خدا را محبت نمودیم، بلکه اینکه او ما را محبت نمود و پسرخود را فرستاد تاکفاره گناهان ما شود. bible_en_fa And account that the longsuffering of our Lord is salvation; even as our beloved brother Paul also according to the wisdom given unto him hath written unto you; ‌ای حبیبان، اگر خدا با ما چنین محبت نمود، ما نیزمی باید یکدیگر را محبت نماییم. bible_en_fa As also in all his epistles, speaking in them of these things; in which are some things hard to be understood, which they that are unlearned and unstable wrest, as they do also the other scriptures, unto their own destruction. کسی هرگزخدا را ندید؛ اگر یکدیگر را محبت نماییم، خدادر ما ساکن است و محبت او در ما کامل شده است. bible_en_fa Ye therefore, beloved, seeing ye know these things before, beware lest ye also, being led away with the error of the wicked, fall from your own stedfastness. از این می‌دانیم که در وی ساکنیم و او در مازیرا که از روح خود به ما داده است. bible_en_fa But grow in grace, and in the knowledge of our Lord and Saviour Jesus Christ. To him be glory both now and for ever. Amen. و مادیده‌ایم و شهادت می‌دهیم که پدر پسر را فرستادتا نجات‌دهنده جهان بشود. bible_en_fa That which was from the beginning, which we have heard, which we have seen with our eyes, which we have looked upon, and our hands have handled, of the Word of life; هرکه اقرار می‌کندکه عیسی پسر خداست، خدا در وی ساکن است واو در خدا. bible_en_fa (For the life was manifested, and we have seen it, and bear witness, and shew unto you that eternal life, which was with the Father, and was manifested unto us;) و ما دانسته و باور کرده‌ایم آن محبتی را که خدا با ما نموده است. خدا محبت است و هرکه در محبت ساکن است در خدا ساکن است و خدا در وی. bible_en_fa That which we have seen and heard declare we unto you, that ye also may have fellowship with us: and truly our fellowship is with the Father, and with his Son Jesus Christ. محبت در همین با ما کامل شده است تا درروز جزا ما را دلاوری باشد، زیرا چنانکه اوهست، ما نیز در این جهان همچنین هستیم. bible_en_fa And these things write we unto you, that your joy may be full. درمحبت خوف نیست بلکه محبت کامل خوف رابیرون می‌اندازد؛ زیرا خوف عذاب دارد و کسی‌که خوف دارد، در محبت کامل نشده است. bible_en_fa This then is the message which we have heard of him, and declare unto you, that God is light, and in him is no darkness at all. مااو را محبت می‌نماییم زیرا که او اول ما را محبت نمود. bible_en_fa If we say that we have fellowship with him, and walk in darkness, we lie, and do not the truth: اگر کسی گوید که خدا را محبت می‌نمایم و از برادر خود نفرت کند، دروغگوست، زیرا کسی‌که برادری را که دیده است محبت ننماید، چگونه ممکن است خدایی را که ندیده است محبت نماید؟و این حکم رااز وی یافته‌ایم که هرکه خدا را محبت می‌نماید، برادر خود را نیز محبت بنماید. bible_en_fa But if we walk in the light, as he is in the light, we have fellowship one with another, and the blood of Jesus Christ his Son cleanseth us from all sin. و این حکم رااز وی یافته‌ایم که هرکه خدا را محبت می‌نماید، برادر خود را نیز محبت بنماید. bible_en_fa If we say that we have no sin, we deceive ourselves, and the truth is not in us. هرکه ایمان دارد که عیسی، مسیح است، ازخدا مولود شده است؛ و هرکه والد رامحبت می‌نماید، مولود او را نیز محبت می‌نماید. bible_en_fa If we confess our sins, he is faithful and just to forgive us our sins, and to cleanse us from all unrighteousness. از این می‌دانیم که فرزندان خدا را محبت می نماییم، چون خدا را محبت می‌نماییم واحکام او را به‌جا می‌آوریم. bible_en_fa If we say that we have not sinned, we make him a liar, and his word is not in us. زیرا همین است محبت خدا که احکام او را نگاه داریم و احکام اوگران نیست. bible_en_fa My little children, these things write I unto you, that ye sin not. And if any man sin, we have an advocate with the Father, Jesus Christ the righteous: زیرا آنچه از خدا مولود شده است، بر دنیا غلبه می‌یابد؛ و غلبه‌ای که دنیا را مغلوب ساخته است، ایمان ماست. bible_en_fa And he is the propitiation for our sins: and not for ours only, but also for the sins of the whole world. کیست آنکه بر دنیاغلبه یابد؟ جز آنکه ایمان دارد که عیسی پسرخداست. bible_en_fa And hereby we do know that we know him, if we keep his commandments. همین است او که به آب و خون آمد یعنی عیسی مسیح. نه به آب فقط بلکه به آب و خون. وروح است آنکه شهادت می‌دهد، زیرا که روح حق است. bible_en_fa He that saith, I know him, and keepeth not his commandments, is a liar, and the truth is not in him. زیرا سه هستند که شهادت می‌دهند، bible_en_fa But whoso keepeth his word, in him verily is the love of God perfected: hereby know we that we are in him. یعنی روح و آب و خون؛ و این سه یک هستند. bible_en_fa He that saith he abideth in him ought himself also so to walk, even as he walked. اگر شهادت انسان را قبول کنیم، شهادت خدابزرگتر است؛ زیرا این است شهادت خدا که درباره پسر خود شهادت داده است. bible_en_fa Brethren, I write no new commandment unto you, but an old commandment which ye had from the beginning. The old commandment is the word which ye have heard from the beginning. آنکه به پسر خدا ایمان آورد، در خود شهادت دارد وآنکه به خدا ایمان نیاورد، او را دروغگو شمرده است، زیرا به شهادتی که خدا درباره پسر خودداده است، ایمان نیاورده است. bible_en_fa Again, a new commandment I write unto you, which thing is true in him and in you: because the darkness is past, and the true light now shineth. و آن شهادت این است که خدا حیات جاودانی به ما داده است واین حیات، در پسر اوست. bible_en_fa He that saith he is in the light, and hateth his brother, is in darkness even until now. آنکه پسر را داردحیات را دارد و آنکه پسر خدا را ندارد، حیات رانیافته است. bible_en_fa He that loveth his brother abideth in the light, and there is none occasion of stumbling in him. این را نوشتم به شما که به اسم خدا ایمان آورده‌اید تا بدانید که حیات جاودانی دارید و تا به اسم پسر خدا ایمان بیاورید. bible_en_fa But he that hateth his brother is in darkness, and walketh in darkness, and knoweth not whither he goeth, because that darkness hath blinded his eyes. و این است آن دلیری که نزد وی داریم که هرچه برحسب اراده او سوال نماییم، ما را می‌شنود. bible_en_fa I write unto you, little children, because your sins are forgiven you for his name's sake. و اگر دانیم که هرچه سوال کنیم ما را می‌شنود، پس می‌دانیم که آنچه از او درخواست کنیم می‌یابیم. bible_en_fa I write unto you, fathers, because ye have known him that is from the beginning. I write unto you, young men, because ye have overcome the wicked one. I write unto you, little children, because ye have known the Father. اگر کسی برادر خود را بیند که گناهی را که منتهی به موت نباشد می‌کند، دعا بکند و او را حیات خواهدبخشید، به هرکه گناهی منتهی به موت نکرده باشد. گناهی منتهی به موت هست؛ بجهت آن نمی گویم که دعا باید کرد. bible_en_fa I have written unto you, fathers, because ye have known him that is from the beginning. I have written unto you, young men, because ye are strong, and the word of God abideth in you, and ye have overcome the wicked one. هر ناراستی گناه است، ولی گناهی هست که منتهی به موت نیست. bible_en_fa Love not the world, neither the things that are in the world. If any man love the world, the love of the Father is not in him. و می‌دانیم که هرکه از خدا مولود شده است، گناه نمی کند بلکه کسی‌که از خدا تولد یافت خودرا نگاه می‌دارد و آن شریر او را لمس نمی کند. bible_en_fa For all that is in the world, the lust of the flesh, and the lust of the eyes, and the pride of life, is not of the Father, but is of the world. و می‌دانیم که از خدا هستیم و تمام دنیا درشریر خوابیده است.اما آگاه هستیم که پسرخدا آمده است و به ما بصیرت داده است تا حق رابشناسیم و در حق یعنی در پسر او عیسی مسیح هستیم. اوست خدای حق و حیات جاودانی. bible_en_fa And the world passeth away, and the lust thereof: but he that doeth the will of God abideth for ever. اما آگاه هستیم که پسرخدا آمده است و به ما بصیرت داده است تا حق رابشناسیم و در حق یعنی در پسر او عیسی مسیح هستیم. اوست خدای حق و حیات جاودانی. bible_en_fa Little children, it is the last time: and as ye have heard that antichrist shall come, even now are there many antichrists; whereby we know that it is the last time. من که پیرم، به خاتون برگزیده و فرزندانش که ایشان را درراستی محبت می‌نمایم و نه من فقط بلکه همه کسانی که راستی را می‌دانند، bible_en_fa They went out from us, but they were not of us; for if they had been of us, they would no doubt have continued with us: but they went out, that they might be made manifest that they were not all of us. بخاطر آن راستی که در ما ساکن است و با ما تا به ابد خواهدبود. bible_en_fa But ye have an unction from the Holy One, and ye know all things. فیض و رحمت و سلامتی از جانب خدای پدر و عیسی مسیح خداوند و پسر پدر در راستی و محبت با ما خواهد بود. bible_en_fa I have not written unto you because ye know not the truth, but because ye know it, and that no lie is of the truth. بسیار مسرور شدم چونکه بعضی از فرزندان تو را یافتم که در راستی رفتار می‌کنند، چنانکه ازپدر حکم یافتیم. bible_en_fa Who is a liar but he that denieth that Jesus is the Christ? He is antichrist, that denieth the Father and the Son. و الان‌ای خاتون از تو التماس دارم نه آنکه حکمی تازه به تو بنویسم، بلکه همان را که از ابتداء داشتیم که یکدیگر را محبت بنماییم. bible_en_fa Whosoever denieth the Son, the same hath not the Father: (but) he that acknowledgeth the Son hath the Father also. و این است محبت که موافق احکام اوسلوک بنماییم و حکم همان است که از اول شنیدید تا در آن سلوک نماییم. bible_en_fa Let that therefore abide in you, which ye have heard from the beginning. If that which ye have heard from the beginning shall remain in you, ye also shall continue in the Son, and in the Father. زیرا گمراه کنندگان بسیار به‌دنیا بیرون شدندکه عیسی مسیح ظاهر شده در جسم را اقرارنمی کنند. آن است گمراه‌کننده و دجال. bible_en_fa And this is the promise that he hath promised us, even eternal life. خود رانگاه بدارید مبادا آنچه را که عمل کردیم برباددهید بلکه تا اجرت کامل بیابید. bible_en_fa These things have I written unto you concerning them that seduce you. هرکه پیشوایی می‌کند و در تعلیم مسیح ثابت نیست، خدا رانیافته است. اما آنکه در تعلیم مسیح ثابت ماند، اوهم پدر و پسر را دارد. bible_en_fa But the anointing which ye have received of him abideth in you, and ye need not that any man teach you: but as the same anointing teacheth you of all things, and is truth, and is no lie, and even as it hath taught you, ye shall abide in him. اگر کسی به نزد شما آیدو این تعلیم را نیاورد، او را به خانه خود مپذیرید واو را تحیت مگویید. bible_en_fa And now, little children, abide in him; that, when he shall appear, we may have confidence, and not be ashamed before him at his coming. زیرا هرکه او را تحیت گوید، در کارهای قبیحش شریک گردد.چیزهای بسیار دارم که به شما بنویسم، لکن نخواستم که به کاغذ و مرکب بنویسم، بلکه امیدوارم که به نزد شما بیایم و زبانی گفتگو نمایم تا خوشی ما کامل شود. bible_en_fa If ye know that he is righteous, ye know that every one that doeth righteousness is born of him. چیزهای بسیار دارم که به شما بنویسم، لکن نخواستم که به کاغذ و مرکب بنویسم، بلکه امیدوارم که به نزد شما بیایم و زبانی گفتگو نمایم تا خوشی ما کامل شود. bible_en_fa Behold, what manner of love the Father hath bestowed upon us, that we should be called the sons of God: therefore the world knoweth us not, because it knew him not. من که پیرم، به غایس حبیب که او را در راستی محبت می‌نمایم. bible_en_fa Beloved, now are we the sons of God, and it doth not yet appear what we shall be: but we know that, when he shall appear, we shall be like him; for we shall see him as he is. ‌ای حبیب، دعا می‌کنم که در هر وجه کامیاب و تندرست بوده باشی، چنانکه جان توکامیاب است. bible_en_fa And every man that hath this hope in him purifieth himself, even as he is pure. زیرا که بسیار شاد شدم چون برادران آمدند و بر راستی تو شهادت دادند، چنانکه تو در راستی سلوک می‌نمایی. bible_en_fa Whosoever committeth sin transgresseth also the law: for sin is the transgression of the law. مرا بیش از این شادی نیست که بشنوم که فرزندانم درراستی سلوک می‌نمایند. bible_en_fa And ye know that he was manifested to take away our sins; and in him is no sin. ‌ای حبیب، آنچه می‌کنی به برادران خصوص به غریبان، به امانت می‌کنی، bible_en_fa Whosoever abideth in him sinneth not: whosoever sinneth hath not seen him, neither known him. که در حضور کلیسا بر محبت توشهادت دادند و هرگاه ایشان را بطور شایسته خدابدرقه کنی، نیکویی می‌نمایی زیرا که بجهت اسم او بیرون رفتند و از امتها چیزی نمی گیرند. bible_en_fa Little children, let no man deceive you: he that doeth righteousness is righteous, even as he is righteous. پس بر ما واجب است که چنین اشخاص را بپذیریم تاشریک راستی بشویم. bible_en_fa He that committeth sin is of the devil; for the devil sinneth from the beginning. For this purpose the Son of God was manifested, that he might destroy the works of the devil. به کلیسا چیزی نوشتم لکن دیوترفیس که سرداری بر ایشان را دوست می‌دارد ما را قبول نمی کند. bible_en_fa Whosoever is born of God doth not commit sin; for his seed remaineth in him: and he cannot sin, because he is born of God. لهذا اگر آیم کارهایی را که او می‌کندبه یاد خواهم آورد زیرا به سخنان ناشایسته برما یاوه‌گویی می‌کند و به این قانع نشده، برادران را خود نمی پذیرد و کسانی را نیز که می‌خواهند، مانع ایشان می‌شود و از کلیسا بیرون می‌کند. bible_en_fa In this the children of God are manifest, and the children of the devil: whosoever doeth not righteousness is not of God, neither he that loveth not his brother. ‌ای حبیب به بدی اقتدا منما بلکه به نیکویی زیرا نیکو‌کردار از خداست و بدکردار خدا راندیده است. bible_en_fa For this is the message that ye heard from the beginning, that we should love one another. همه مردم و خود راستی نیز بردیمتریوس شهادت می‌دهند و ما هم شهادت می‌دهیم و آگاهید که شهادت ما راست است. bible_en_fa Not as Cain, who was of that wicked one, and slew his brother. And wherefore slew he him? Because his own works were evil, and his brother's righteous. مرا چیزهای بسیار بود که به تو بنویسم، لکن نمی خواهم به مرکب و قلم به تو بنویسم.لکن امیدوارم که به زودی تو را خواهم دید وزبانی گفتگو کنیم. bible_en_fa Marvel not, my brethren, if the world hate you. لکن امیدوارم که به زودی تو را خواهم دید وزبانی گفتگو کنیم. bible_en_fa We know that we have passed from death unto life, because we love the brethren. He that loveth not his brother abideth in death. یهودا، غلام عیسی مسیح و برادر یعقوب، به خوانده‌شدگانی که در خدای پدر حبیب وبرای عیسی مسیح محفوظ می‌باشید. bible_en_fa Whosoever hateth his brother is a murderer: and ye know that no murderer hath eternal life abiding in him. رحمت و سلامتی و محبت بر شما افزون باد. bible_en_fa Hereby perceive we the love of God, because he laid down his life for us: and we ought to lay down our lives for the brethren. ‌ای حبیبان، چون شوق تمام داشتم که درباره نجات عام به شما بنویسم، ناچار شدم که الان به شما بنویسم و نصیحت دهم تا شما مجاهده کنیدبرای آن ایمانی که یک بار به مقدسین سپرده شد. bible_en_fa But whoso hath this world's good, and seeth his brother have need, and shutteth up his bowels of compassion from him, how dwelleth the love of God in him? زیرا که بعضی اشخاص در خفا درآمده‌اند که ازقدیم برای این قصاص مقرر شده بودند؛ مردمان بی‌دین که فیض خدای ما را به فجور تبدیل نموده و عیسی مسیح آقای واحد و خداوند ما را انکارکرده‌اند. bible_en_fa My little children, let us not love in word, neither in tongue; but in deed and in truth. پس می‌خواهم شما را یاد دهم، هرچند همه‌چیز را دفعه می‌دانید که بعد از آنکه خداوند، قوم را از زمین مصر رهایی بخشیده بود، بار دیگربی ایمانان را هلاک فرمود. bible_en_fa And hereby we know that we are of the truth, and shall assure our hearts before him. و فرشتگانی را که ریاست خود را حفظ نکردند بلکه مسکن حقیقی خود را ترک نمودند، در زنجیرهای ابدی درتحت ظلمت بجهت قصاص یوم عظیم نگاه داشته است. bible_en_fa For if our heart condemn us, God is greater than our heart, and knoweth all things. و همچنین سدوم و غموره و سایربلدان نواحی آنها مثل ایشان چونکه زناکار شدند و در‌پی بشر دیگر افتادند، در عقوبت آتش ابدی گرفتار شده، بجهت عبرت مقرر شدند. bible_en_fa Beloved, if our heart condemn us not, then have we confidence toward God. لیکن باوجود این، همه این خواب بینندگان نیز جسد خود را نجس می‌سازند و خداوندی راخوار می‌شمارند و بر بزرگان تهمت می‌زنند. bible_en_fa And whatsoever we ask, we receive of him, because we keep his commandments, and do those things that are pleasing in his sight. امامیکائیل، رئیس ملائکه، چون درباره جسدموسی با ابلیس منازعه می‌کرد، جرات ننمود که حکم افترا بر او بزند بلکه گفت: «خداوند تو راتوبیخ فرماید.» bible_en_fa And this is his commandment, That we should believe on the name of his Son Jesus Christ, and love one another, as he gave us commandment. لکن این اشخاص بر آنچه نمی دانند افتراء می‌زنند و در آنچه مثل حیوان غیرناطق بالطبع فهمیده‌اند، خود را فاسدمی سازند. bible_en_fa And he that keepeth his commandments dwelleth in him, and he in him. And hereby we know that he abideth in us, by the Spirit which he hath given us. وای بر ایشان زیرا که به راه قائن رفته‌اند ودر گمراهی بلعام بجهت اجرت غرق شده‌اند و درمشاجرت قورح هلاک گشته‌اند. bible_en_fa Beloved, believe not every spirit, but try the spirits whether they are of God: because many false prophets are gone out into the world. اینها درضیافت های محبتانه شما صخره‌ها هستند چون با شما شادی می‌کنند، و شبانانی که خویشتن رابی خوف می‌پرورند و ابرهای بی‌آب از بادهارانده شده و در ختان صیفی بی‌میوه، دوباره مرده و از ریشه‌کنده شده، bible_en_fa Hereby know ye the Spirit of God: Every spirit that confesseth that Jesus Christ is come in the flesh is of God: و امواج جوشیده دریا که رسوایی خود را مثل کف برمی آورند و ستارگان آواره هستند که برای ایشان تاریکی ظلمت جاودانی مقرر است. bible_en_fa And every spirit that confesseth not that Jesus Christ is come in the flesh is not of God: and this is that spirit of antichrist, whereof ye have heard that it should come; and even now already is it in the world. لکن خنوخ که هفتم ازآدم بود، درباره همین اشخاص خبر داده، گفت: «اینک خداوند با هزاران هزار از مقدسین خود یهودا آمد bible_en_fa Ye are of God, little children, and have overcome them: because greater is he that is in you, than he that is in the world. تا برهمه داوری نماید و جمیع بی‌دینان راملزم سازد، بر همه کارهای بی‌دینی که ایشان کردند و برتمامی سخنان زشت که گناهکاران بی‌دین به خلاف او گفتند.» bible_en_fa They are of the world: therefore speak they of the world, and the world heareth them. اینانند همهمه‌کنان و گله‌مندان که برحسب شهوات خود سلوک می‌نمایند و به زبان خود سخنان تکبرآمیزمی گویند و صورتهای مردم را بجهت سودمی پسندند. bible_en_fa We are of God: he that knoweth God heareth us; he that is not of God heareth not us. Hereby know we the spirit of truth, and the spirit of error. اما شما‌ای حبیبان، بخاطر آورید آن سخنانی که رسولان خداوند ما عیسی مسیح پیش گفته‌اند، bible_en_fa Beloved, let us love one another: for love is of God; and every one that loveth is born of God, and knoweth God. چون به شما خبر دادند که در زمان آخر مستهزئین خواهند آمد که برحسب شهوات بی‌دینی خود رفتار خواهند کرد. bible_en_fa He that loveth not knoweth not God; for God is love. اینانند که تفرقه‌ها پیدا می‌کنند و نفسانی هستند که روح را ندارند. bible_en_fa In this was manifested the love of God toward us, because that God sent his only begotten Son into the world, that we might live through him. اما شما‌ای حبیبان، خود را به ایمان اقدس خود بنا کرده و در روح‌القدس عبادت نموده، bible_en_fa Herein is love, not that we loved God, but that he loved us, and sent his Son to be the propitiation for our sins. خویشتن را در محبت خدا محفوظ دارید ومنتظر رحمت خداوند ما عیسی مسیح برای حیات جاودانی بوده باشید. bible_en_fa Beloved, if God so loved us, we ought also to love one another. و بعضی را که مجادله می‌کنند ملزم سازید. bible_en_fa No man hath seen God at any time. If we love one another, God dwelleth in us, and his love is perfected in us. و بعضی را ازآتش بیرون کشیده، برهانید و بر بعضی با خوف رحمت کنید و از لباس جسم آلود نفرت نمایید.الان او را که قادر است که شما را از لغزش محفوظ دارد و در حضور جلال خود شما رابی عیب به فرحی عظیم قایم فرماید، bible_en_fa Hereby know we that we dwell in him, and he in us, because he hath given us of his Spirit. الان او را که قادر است که شما را از لغزش محفوظ دارد و در حضور جلال خود شما رابی عیب به فرحی عظیم قایم فرماید، bible_en_fa And we have seen and do testify that the Father sent the Son to be the Saviour of the world. مکاشفه عیسی مسیح که خدا به او داد تا اموری را که می‌باید زود واقع شود، برغلامان خود ظاهر سازد و بوسیله فرشته خودفرستاده، آن را ظاهر نمود بر غلام خود یوحنا، bible_en_fa Whosoever shall confess that Jesus is the Son of God, God dwelleth in him, and he in God. که گواهی داد به کلام خدا و به شهادت عیسی مسیح در اموری که دیده بود. bible_en_fa And we have known and believed the love that God hath to us. God is love; and he that dwelleth in love dwelleth in God, and God in him. خوشابحال کسی‌که می‌خواند و آنانی که می‌شنوند کلام این نبوت را، و آنچه در این مکتوب است نگاه می‌دارند، چونکه وقت نزدیک است. bible_en_fa Herein is our love made perfect, that we may have boldness in the day of judgment: because as he is, so are we in this world. یوحنا، به هفت کلیسایی که در آسیا هستند. bible_en_fa There is no fear in love; but perfect love casteth out fear: because fear hath torment. He that feareth is not made perfect in love. و از عیسی مسیح که شاهد امین ونخست زاده از مردگان و رئیس پادشاهان جهان است. مر او را که ما را محبت می‌نماید و ما را ازگناهان ما به خون خود شست، bible_en_fa We love him, because he first loved us. و ما را نزد خدا وپدر خود پادشاهان و کهنه ساخت، او را جلال وتوانایی باد تا ابدالاباد. آمین. bible_en_fa If a man say, I love God, and hateth his brother, he is a liar: for he that loveth not his brother whom he hath seen, how can he love God whom he hath not seen? اینک با ابرها می‌آید و هر چشمی او راخواهد دید و آنانی که او را نیزه زدند و تمامی امت های جهان برای وی خواهند نالید. بلی! bible_en_fa And this commandment have we from him, That he who loveth God love his brother also. «من هستم الف و یا، اول و آخر، » می‌گویدآن خداوند خدا که هست و بود و می‌آید، قادرعلی الاطلاق. bible_en_fa Whosoever believeth that Jesus is the Christ is born of God: and every one that loveth him that begat loveth him also that is begotten of him. من یوحنا که برادر شما و شریک در مصیبت و ملکوت و صبر در عیسی مسیح هستم، بجهت کلام خدا و شهادت عیسی مسیح در جزیره‌ای مسمی به پطمس شدم. bible_en_fa By this we know that we love the children of God, when we love God, and keep his commandments. و در روز خداوند درروح شدم و از عقب خود آوازی بلند چون صدای صور شنیدم، bible_en_fa For this is the love of God, that we keep his commandments: and his commandments are not grievous. که می‌گفت: «من الف و یاو اول و آخر هستم. آنچه می‌بینی در کتابی بنویس و آن را به هفت کلیسایی که در آسیاهستند، یعنی به افسس و اسمیرنا و پرغامس وطیاتیرا و ساردس و فیلادلفیه و لائودکیه بفرست.» bible_en_fa For whatsoever is born of God overcometh the world: and this is the victory that overcometh the world, even our faith. پس رو برگردانیدم تا آن آوازی را که با من تکلم می‌نمود بنگرم؛ و چون رو گردانیدم، هفت چراغدان طلا دیدم، bible_en_fa Who is he that overcometh the world, but he that believeth that Jesus is the Son of God? و در میان هفت چراغدان، شبیه پسر انسان را که ردای بلند در بر داشت و برسینه وی کمربندی طلا بسته بود، bible_en_fa This is he that came by water and blood, even Jesus Christ; not by water only, but by water and blood. And it is the Spirit that beareth witness, because the Spirit is truth. و سر و موی او سفید چون پشم، مثل برف سفید بود و چشمان او مثل شعله آتش، bible_en_fa For there are three that bear record in heaven, the Father, the Word, and the Holy Ghost: and these three are one. و پایهایش مانند برنج صیقلی که در کوره تابیده شود، و آواز او مثل صدای آبهای بسیار؛ bible_en_fa And there are three that bear witness in earth, the spirit, and the water, and the blood: and these three agree in one. و در دست راست خود هفت ستاره داشت و از دهانش شمشیری دودمه تیز بیرون می‌آمد و چهره‌اش چون آفتاب بود که در قوتش می‌تابد. bible_en_fa If we receive the witness of men, the witness of God is greater: for this is the witness of God which he hath testified of his Son. و چون او را دیدم، مثل مرده پیش پایهایش افتادم و دست راست خود را بر من نهاده، گفت: «ترسان مباش! من هستم اول و آخر و زنده؛ bible_en_fa He that believeth on the Son of God hath the witness in himself: he that believeth not God hath made him a liar; because he believeth not the record that God gave of his Son. ومرده شدم و اینک تا ابدالاباد زنده هستم وکلیدهای موت و عالم اموات نزد من است. bible_en_fa And this is the record, that God hath given to us eternal life, and this life is in his Son. پس بنویس چیزهایی را که دیدی و چیزهایی که هستند و چیزهایی را که بعد از این خواهند شد،سر هفت ستاره‌ای را که در دست راست من دیدی و هفت چراغدان طلا را. اما هفت ستاره، فرشتگان هفت کلیسا هستند و هفت چراغدان، هفت کلیسا می‌باشند. bible_en_fa He that hath the Son hath life; and he that hath not the Son of God hath not life. سر هفت ستاره‌ای را که در دست راست من دیدی و هفت چراغدان طلا را. اما هفت ستاره، فرشتگان هفت کلیسا هستند و هفت چراغدان، هفت کلیسا می‌باشند. bible_en_fa These things have I written unto you that believe on the name of the Son of God; that ye may know that ye have eternal life, and that ye may believe on the name of the Son of God. «به فرشته کلیسای در افسس بنویس که این را می‌گوید او که هفت ستاره را بدست راست خود دارد و در میان هفت چراغدان طلامی خرامد. bible_en_fa And this is the confidence that we have in him, that, if we ask any thing according to his will, he heareth us: می‌دانم اعمال تو را و مشقت و صبرتو را و اینکه متحمل اشرار نمی توانی شد و آنانی را که خود را رسولان می‌خوانند و نیستندآزمودی و ایشان را دروغگو یافتی؛ bible_en_fa And if we know that he hear us, whatsoever we ask, we know that we have the petitions that we desired of him. و صبرداری و بخاطر اسم من تحمل کردی و خسته نگشتی. bible_en_fa If any man see his brother sin a sin which is not unto death, he shall ask, and he shall give him life for them that sin not unto death. There is a sin unto death: I do not say that he shall pray for it. «لکن بحثی بر تو دارم که محبت نخستین خود را ترک کرده‌ای. bible_en_fa All unrighteousness is sin: and there is a sin not unto death. پس بخاطر آر که از کجاافتاده‌ای و توبه کن و اعمال نخست را بعمل آوروالا بزودی نزد تو می‌آیم و چراغدانت را از مکانش نقل می‌کنم اگر توبه نکنی. bible_en_fa We know that whosoever is born of God sinneth not; but he that is begotten of God keepeth himself, and that wicked one toucheth him not. لکن این راداری که اعمال نقولاویان را دشمن داری، چنانکه من نیز از آنها نفرت دارم. bible_en_fa And we know that we are of God, and the whole world lieth in wickedness. «آنکه گوش دارد بشنود که روح به کلیساهاچه می‌گوید: هر‌که غالب آید، به او این را خواهم بخشید که از درخت حیاتی که در وسط فردوس خداست بخورد. bible_en_fa And we know that the Son of God is come, and hath given us an understanding, that we may know him that is true, and we are in him that is true, even in his Son Jesus Christ. This is the true God, and eternal life. «و به فرشته کلیسای در اسمیرنا بنویس که این را می‌گوید آن اول و آخر که مرده شد و زنده گشت. bible_en_fa Little children, keep yourselves from idols. Amen. اعمال و تنگی و مفلسی تو را می‌دانم، لکن دولتمند هستی و کفر آنانی را که خود رایهود می‌گویند و نیستند بلکه از کنیسه شیطانند. bible_en_fa The elder unto the elect lady and her children, whom I love in the truth; and not I only, but also all they that have known the truth; از آن زحماتی که خواهی کشید مترس. اینک ابلیس بعضی از شما را در زندان خواهد انداخت تا تجربه کرده شوید و مدت ده روز زحمت خواهید کشید. لکن تا به مرگ امین باش تا تاج حیات را به تو دهم. bible_en_fa For the truth's sake, which dwelleth in us, and shall be with us for ever. آنکه گوش دارد بشنود که روح به کلیساها چه می‌گوید: هر‌که غالب آید ازموت ثانی ضرر نخواهد یافت. bible_en_fa Grace be with you, mercy, and peace, from God the Father, and from the Lord Jesus Christ, the Son of the Father, in truth and love. «و به فرشته کلیسای در پرغامس بنویس این را می‌گوید او که شمشیر دودمه تیز را دارد. bible_en_fa I rejoiced greatly that I found of thy children walking in truth, as we have received a commandment from the Father. اعمال و مسکن تو را می‌دانم که تخت شیطان در آنجاست و اسم مرا محکم داری و ایمان مراانکار ننمودی، نه هم در ایامی که انطیپاس شهیدامین من در میان شما در جایی که شیطان ساکن است کشته شد. bible_en_fa And now I beseech thee, lady, not as though I wrote a new commandment unto thee, but that which we had from the beginning, that we love one another. لکن بحث کمی بر تو دارم که در آنجا اشخاصی را داری که متمسکند به تعلیم بلعام که بالاق را آموخت که در راه بنی‌اسرائیل سنگی مصادم بیندازد تا قربانی های بتها رابخورند و زنا کنند. bible_en_fa And this is love, that we walk after his commandments. This is the commandment, That, as ye have heard from the beginning, ye should walk in it. و همچنین کسانی را داری که تعلیم نقولاویان را پذیرفته‌اند. bible_en_fa For many deceivers are entered into the world, who confess not that Jesus Christ is come in the flesh. This is a deceiver and an antichrist. پس توبه کن والا بزودی نزد تو می‌آیم و به شمشیر زبان خود باایشان جنگ خواهم کرد. bible_en_fa Look to yourselves, that we lose not those things which we have wrought, but that we receive a full reward. آنکه گوش دارد، بشنود که روح به کلیساها چه می‌گوید: و آنکه غالب آید، از من مخفی به وی خواهم داد وسنگی سفید به او خواهم بخشید که بر آن سنگ اسمی جدید مرقوم است که احدی آن رانمی داند جز آنکه آن را یافته باشد. bible_en_fa Whosoever transgresseth, and abideth not in the doctrine of Christ, hath not God. He that abideth in the doctrine of Christ, he hath both the Father and the Son. «و به فرشته کلیسای در طیاتیرا بنویس این را می‌گوید پسر خدا که چشمان او چون شعله آتش و پایهای او چون برنج صیقلی است. bible_en_fa If there come any unto you, and bring not this doctrine, receive him not into your house, neither bid him God speed: اعمال و محبت و خدمت و ایمان و صبر تو رامی دانم و اینکه اعمال آخر تو بیشتر از اول است. bible_en_fa For he that biddeth him God speed is partaker of his evil deeds. لکن بحثی بر تو دارم که آن زن ایزابل نامی راراه می‌دهی که خود را نبیه می‌گوید و بندگان مراتعلیم داده، اغوا می‌کند که مرتکب زنا و خوردن قربانی های بتها بشوند. bible_en_fa Having many things to write unto you, I would not write with paper and ink: but I trust to come unto you, and speak face to face, that our joy may be full. و به او مهلت دادم تاتوبه کند، اما نمی خواهد از زنای خود توبه کند. bible_en_fa The children of thy elect sister greet thee. Amen. اینک او را بر بستری می‌اندازم و آنانی را که بااو زنا می‌کنند، به مصیبتی سخت مبتلا می‌گردانم اگر از اعمال خود توبه نکنند، bible_en_fa The elder unto the wellbeloved Gaius, whom I love in the truth. و اولادش را به قتل خواهم رسانید. آنگاه همه کلیساها خواهنددانست که منم امتحان کننده جگرها و قلوب و هریکی از شما را برحسب اعمالش خواهم داد. bible_en_fa Beloved, I wish above all things that thou mayest prosper and be in health, even as thy soul prospereth. لکن باقی ماندگان شما را که در طیاتیرا هستیدو این تعلیم را نپذیرفته‌اید و عمقهای شیطان راچنانکه می‌گویند نفهمیده‌اید، بار دیگری بر شمانمی گذارم، bible_en_fa For I rejoiced greatly, when the brethren came and testified of the truth that is in thee, even as thou walkest in the truth. جز آنکه به آنچه دارید تا هنگام آمدن من تمسک جویید. bible_en_fa I have no greater joy than to hear that my children walk in truth. و هر‌که غالب آید واعمال مرا تا انجام نگاه دارد، او را بر امت هاقدرت خواهم بخشید bible_en_fa Beloved, thou doest faithfully whatsoever thou doest to the brethren, and to strangers; تا ایشان را به عصای آهنین حکمرانی کند و مثل کوزه های کوزه‌گرخرد خواهند شد، چنانکه من نیز از پدر خودیافته‌ام. bible_en_fa Which have borne witness of thy charity before the church: whom if thou bring forward on their journey after a godly sort, thou shalt do well: و به او ستاره صبح را خواهم بخشید.آنکه گوش دارد بشنود که روح به کلیساها چه می‌گوید. bible_en_fa Because that for his name's sake they went forth, taking nothing of the Gentiles. آنکه گوش دارد بشنود که روح به کلیساها چه می‌گوید. bible_en_fa We therefore ought to receive such, that we might be fellowhelpers to the truth. «و به فرشته کلیسای در ساردس بنویس این را می‌گوید او که هفت روح خدا و هفت ستاره را دارد. اعمال تو را می‌دانم که نام داری که زنده‌ای ولی مرده هستی. bible_en_fa I wrote unto the church: but Diotrephes, who loveth to have the preeminence among them, receiveth us not. بیدار شو و مابقی را که نزدیک به فنا است، استوار نما زیرا که هیچ عمل تو را در حضور خدا کامل نیافتم. bible_en_fa Wherefore, if I come, I will remember his deeds which he doeth, prating against us with malicious words: and not content therewith, neither doth he himself receive the brethren, and forbiddeth them that would, and casteth them out of the church. پس بیاد آورچگونه یافته‌ای و شنیده‌ای و حفظ کن و توبه نمازیرا هرگاه بیدار نباشی، مانند دزد بر تو خواهم آمد و از ساعت آمدن من بر تو مطلع نخواهی شد. bible_en_fa Beloved, follow not that which is evil, but that which is good. He that doeth good is of God: but he that doeth evil hath not seen God. «لکن در ساردس اسمهای چند داری که لباس خود را نجس نساخته‌اند و در لباس سفید با من خواهند خرامید زیرا که مستحق هستند. bible_en_fa Demetrius hath good report of all men, and of the truth itself: yea, and we also bear record; and ye know that our record is true. هرکه غالب آید به‌جامه سفید ملبس خواهد شد واسم او را از دفتر حیات محو نخواهم ساخت بلکه به نام وی در حضور پدرم و فرشتگان او اقرارخواهم نمود. bible_en_fa I had many things to write, but I will not with ink and pen write unto thee: آنکه گوش دارد بشنود که روح به کلیساها چه می‌گوید. bible_en_fa But I trust I shall shortly see thee, and we shall speak face to face. Peace be to thee. Our friends salute thee. Greet the friends by name. «و به فرشته کلیسای در فیلادلفیه بنویس که این را می‌گوید آن قدوس و حق که کلید داود رادارد که می‌گشاید و هیچ‌کس نخواهد بست ومی بندد و هیچ‌کس نخواهد گشود. bible_en_fa Jude, the servant of Jesus Christ, and brother of James, to them that are sanctified by God the Father, and preserved in Jesus Christ, and called: اعمال تو رامی دانم. اینک دری گشاده پیش روی تو گذارده‌ام که کسی آن را نتواند بست، زیرا اندک قوتی داری و کلام مرا حفظ کرده، اسم مرا انکار ننمودی. bible_en_fa Mercy unto you, and peace, and love, be multiplied. اینک می‌دهم آنانی را از کنیسه شیطان که خودرا یهود می‌نامند و نیستند بلکه دروغ می‌گویند. اینک ایشان را مجبور خواهم نمود که بیایند وپیش پایهای تو سجده کنند و بدانند که من تو رامحبت نموده‌ام. bible_en_fa Beloved, when I gave all diligence to write unto you of the common salvation, it was needful for me to write unto you, and exhort you that ye should earnestly contend for the faith which was once delivered unto the saints. چونکه کلام صبر مرا حفظنمودی، من نیز تو را محفوظ خواهم داشت، ازساعت امتحان که بر تمام ربع مسکون خواهد آمدتا تمامی ساکنان زمین را بیازماید. bible_en_fa For there are certain men crept in unawares, who were before of old ordained to this condemnation, ungodly men, turning the grace of our God into lasciviousness, and denying the only Lord God, and our Lord Jesus Christ. بزودی می‌آیم، پس آنچه داری حفظ کن مبادا کسی تاج تو را بگیرد. bible_en_fa I will therefore put you in remembrance, though ye once knew this, how that the Lord, having saved the people out of the land of Egypt, afterward destroyed them that believed not. هر‌که غالب آید، او را در هیکل خدای خود ستونی خواهم ساخت و دیگر هرگزبیرون نخواهد رفت و نام خدای خود را و نام شهرخدای خود یعنی اورشلیم جدید را که از آسمان از جانب خدای من نازل می‌شود و نام جدید خودرا بر وی خواهم نوشت. bible_en_fa And the angels which kept not their first estate, but left their own habitation, he hath reserved in everlasting chains under darkness unto the judgment of the great day. آنکه گوش داردبشنود که روح به کلیساها چه می‌گوید. bible_en_fa Even as Sodom and Gomorrha, and the cities about them in like manner, giving themselves over to fornication, and going after strange flesh, are set forth for an example, suffering the vengeance of eternal fire. «و به فرشته کلیسای در لائودکیه بنویس که این را می‌گوید آمین و شاهد امین و صدیق که ابتدای خلقت خداست. bible_en_fa Likewise also these filthy dreamers defile the flesh, despise dominion, and speak evil of dignities. اعمال تو را می‌دانم که نه سرد و نه گرم هستی. کاشکه سرد بودی یاگرم. bible_en_fa Yet Michael the archangel, when contending with the devil he disputed about the body of Moses, durst not bring against him a railing accusation, but said, The Lord rebuke thee. لهذا چون فاتر هستی یعنی نه گرم و نه سرد، تو را از دهان خود قی خواهم کرد. bible_en_fa But these speak evil of those things which they know not: but what they know naturally, as brute beasts, in those things they corrupt themselves. زیرامی گویی دولتمند هستم و دولت اندوخته‌ام و به هیچ‌چیز محتاج نیستم و نمی دانی که تو مستمندو مسکین هستی و فقیر و کور و عریان. bible_en_fa Woe unto them! for they have gone in the way of Cain, and ran greedily after the error of Balaam for reward, and perished in the gainsaying of Core. تو رانصیحت می‌کنم که زر مصفای به آتش را از من بخری تا دولتمند شوی، و رخت سفید را تاپوشانیده شوی و ننگ عریانی تو ظاهر نشود وسرمه را تا به چشمان خود کشیده بینایی یابی. bible_en_fa These are spots in your feasts of charity, when they feast with you, feeding themselves without fear: clouds they are without water, carried about of winds; trees whose fruit withereth, without fruit, twice dead, plucked up by the roots; هر‌که را من دوست می‌دارم، توبیخ وتادیب می‌نمایم. پس غیور شو و توبه نما. bible_en_fa Raging waves of the sea, foaming out their own shame; wandering stars, to whom is reserved the blackness of darkness for ever. اینک بر در ایستاده می‌کوبم؛ اگر کسی آوازمرا بشنود و در را باز کند، به نزد او درخواهم آمد و با وی شام خواهم خورد و او نیز با من. bible_en_fa And Enoch also, the seventh from Adam, prophesied of these, saying, Behold, the Lord cometh with ten thousands of his saints, آنکه غالب آید، این را به وی خواهم داد که بر تخت من با من بنشیند، چنانکه من غلبه یافتم و با پدر خود بر تخت او نشستم.هر‌که گوش دارد بشنود که روح به کلیساها چه می‌گوید.» bible_en_fa To execute judgment upon all, and to convince all that are ungodly among them of all their ungodly deeds which they have ungodly committed, and of all their hard speeches which ungodly sinners have spoken against him. هر‌که گوش دارد بشنود که روح به کلیساها چه می‌گوید.» bible_en_fa These are murmurers, complainers, walking after their own lusts; and their mouth speaketh great swelling words, having men's persons in admiration because of advantage. بعد از این دیدم که ناگاه دروازه‌ای درآسمان باز شده است و آن آواز اول را که شنیده بودم که چون کرنا با من سخن می‌گفت، دیگرباره می‌گوید: «به اینجا صعود نما تا اموری را که بعد از این باید واقع شود به تو بنمایم.» bible_en_fa But, beloved, remember ye the words which were spoken before of the apostles of our Lord Jesus Christ; فی الفور در روح شدم و دیدم که تختی درآسمان قائم است و بر آن تخت‌نشیننده‌ای. bible_en_fa How that they told you there should be mockers in the last time, who should walk after their own ungodly lusts. وآن نشیننده، در صورت، مانند سنگ یشم و عقیق است و قوس قزحی در گرد تخت که به منظرشباهت به زمرد دارد bible_en_fa These be they who separate themselves, sensual, having not the Spirit. و گرداگرد تخت، بیست وچهار تخت است؛ و بر آن تختها بیست و چهارپیر که جامه‌ای سفید در بر دارند نشسته دیدم و برسر ایشان تاجهای زرین. bible_en_fa But ye, beloved, building up yourselves on your most holy faith, praying in the Holy Ghost, و از تخت، برقها وصداها و رعدها برمی آید؛ و هفت چراغ آتشین پیش تخت افروخته که هفت روح خدا می‌باشند. bible_en_fa Keep yourselves in the love of God, looking for the mercy of our Lord Jesus Christ unto eternal life. و در‌پیش تخت، دریایی از شیشه مانند بلور ودر میان تخت و گرداگرد تخت چهار حیوان که ازپیش و پس به چشمان پر هستند. bible_en_fa And of some have compassion, making a difference: و حیوان اول مانند شیر بود؛ و حیوان دوم مانند گوساله؛ وحیوان سوم صورتی مانند انسان داشت؛ و حیوان چهارم مانند عقاب پرنده. bible_en_fa And others save with fear, pulling them out of the fire; hating even the garment spotted by the flesh. و آن چهار حیوان که هر یکی از آنها شش بال دارد، گرداگرد و درون به چشمان پر هستند وشبانه‌روز باز نمی ایستند از گفتن «قدوس قدوس قدوس، خداوند خدای قادر مطلق که بود وهست و می‌آید.» bible_en_fa Now unto him that is able to keep you from falling, and to present you faultless before the presence of his glory with exceeding joy, و چون آن حیوانات جلال وتکریم و سپاس به آن تخت‌نشینی که تا ابدالابادزنده است می‌خوانند، bible_en_fa To the only wise God our Saviour, be glory and majesty, dominion and power, both now and ever. Amen. آنگاه آن بیست و چهار پیر می‌افتند در حضور آن تخت‌نشین و او را که تاابدالاباد زنده است عبادت می‌کنند و تاجهای خود را پیش تخت انداخته، می‌گویند:«ای خداوند، مستحقی که جلال و اکرام و قوت رابیابی، زیرا که تو همه موجودات را آفریده‌ای ومحض اراده تو بودند و آفریده شدند.» bible_en_fa The Revelation of Jesus Christ, which God gave unto him, to shew unto his servants things which must shortly come to pass; and he sent and signified it by his angel unto his servant John: «ای خداوند، مستحقی که جلال و اکرام و قوت رابیابی، زیرا که تو همه موجودات را آفریده‌ای ومحض اراده تو بودند و آفریده شدند.» bible_en_fa Who bare record of the word of God, and of the testimony of Jesus Christ, and of all things that he saw. و دیدم بر دست راست تخت‌نشین، کتابی را که مکتوب است از درون و بیرون، ومختوم به هفت مهر. bible_en_fa Blessed is he that readeth, and they that hear the words of this prophecy, and keep those things which are written therein: for the time is at hand. و فرشته‌ای قوی را دیدم که به آواز بلند ندا می‌کند که «کیست مستحق اینکه کتاب را بگشاید و مهرهایش را بردارد؟» bible_en_fa John to the seven churches which are in Asia: Grace be unto you, and peace, from him which is, and which was, and which is to come; and from the seven Spirits which are before his throne; وهیچ‌کس در آسمان و در زمین و در زیرزمین نتوانست آن کتاب را باز کند یا بر آن نظر کند. bible_en_fa And from Jesus Christ, who is the faithful witness, and the first begotten of the dead, and the prince of the kings of the earth. Unto him that loved us, and washed us from our sins in his own blood, ومن بشدت می‌گریستم زیرا هیچ‌کس که شایسته گشودن کتاب یا خواندن آن یا نظر کردن بر آن باشد، یافت نشد. bible_en_fa And hath made us kings and priests unto God and his Father; to him be glory and dominion for ever and ever. Amen. و یکی از آن پیران به من می‌گوید: «گریان مباش! اینک آن شیری که ازسبط یهودا و ریشه داود است، غالب آمده است تاکتاب و هفت مهرش را بگشاید.» bible_en_fa Behold, he cometh with clouds; and every eye shall see him, and they also which pierced him: and all kindreds of the earth shall wail because of him. Even so, Amen. و دیدم در میان تخت و چهار حیوان و دروسط پیران، بره‌ای چون ذبح شده ایستاده است وهفت شاخ و هفت چشم دارد که هفت روح خدایند که به تمامی جهان فرستاده می‌شوند. bible_en_fa I am Alpha and Omega, the beginning and the ending, saith the Lord, which is, and which was, and which is to come, the Almighty. پس آمد و کتاب را از دست راست تخت‌نشین گرفته است. bible_en_fa I John, who also am your brother, and companion in tribulation, and in the kingdom and patience of Jesus Christ, was in the isle that is called Patmos, for the word of God, and for the testimony of Jesus Christ. و چون کتاب را گرفت، آن چهارحیوان و بیست و چهار پیر به حضور بره افتادند وهر یکی از ایشان بربطی و کاسه های زرین پر از بخور دارند که دعاهای مقدسین است. bible_en_fa I was in the Spirit on the Lord's day, and heard behind me a great voice, as of a trumpet, وسرودی جدید می‌سرایند و می‌گویند: «مستحق گرفتن کتاب و گشودن مهرهایش هستی زیرا که ذبح شدی و مردمان را برای خدا به خون خود ازهر قبیله و زبان و قوم و امت خریدی bible_en_fa Saying, I am Alpha and Omega, the first and the last: and, What thou seest, write in a book, and send it unto the seven churches which are in Asia; unto Ephesus, and unto Smyrna, and unto Pergamos, and unto Thyatira, and unto Sardis, and unto Philadelphia, and unto Laodicea. و ایشان را برای خدای ما پادشاهان و کهنه ساختی و برزمین سلطنت خواهند کرد.» bible_en_fa And I turned to see the voice that spake with me. And being turned, I saw seven golden candlesticks; و دیدم و شنیدم صدای فرشتگان بسیار راکه گرداگرد تخت و حیوانات و پیران بودند و عددایشان کرورها کرور و هزاران هزار بود؛ bible_en_fa And in the midst of the seven candlesticks one like unto the Son of man, clothed with a garment down to the foot, and girt about the paps with a golden girdle. که به آواز بلند می‌گویند: «مستحق است بره ذبح شده که قوت و دولت و حکمت و توانایی و اکرام وجلال و برکت را بیابد.» bible_en_fa His head and his hairs were white like wool, as white as snow; and his eyes were as a flame of fire; و هر مخلوقی که در آسمان و بر زمین وزیرزمین و در دریاست و آنچه در آنها می‌باشد، شنیدم که می‌گویند: «تخت‌نشین و بره را برکت وتکریم و جلال و توانایی باد تا ابدالاباد.»وچهار حیوان گفتند: «آمین!» و آن پیران به روی درافتادند و سجده نمودند. bible_en_fa And his feet like unto fine brass, as if they burned in a furnace; and his voice as the sound of many waters. وچهار حیوان گفتند: «آمین!» و آن پیران به روی درافتادند و سجده نمودند. bible_en_fa And he had in his right hand seven stars: and out of his mouth went a sharp twoedged sword: and his countenance was as the sun shineth in his strength. و دیدم چون بره یکی از آن هفت مهر راگشود؛ و شنیدم یکی از آن چهار حیوان به صدایی مثل رعد می‌گوید: «بیا (و ببین )!» bible_en_fa And when I saw him, I fell at his feet as dead. And he laid his right hand upon me, saying unto me, Fear not; I am the first and the last: ودیدم که ناگاه اسبی سفید که سوارش کمانی داردو تاجی بدو داده شد و بیرون آمد، غلبه کننده و تاغلبه نماید. bible_en_fa I am he that liveth, and was dead; and, behold, I am alive for evermore, Amen; and have the keys of hell and of death. و چون مهر دوم را گشود، حیوان دوم راشنیدم که می‌گوید: «بیا (و ببین )!» bible_en_fa Write the things which thou hast seen, and the things which are, and the things which shall be hereafter; و اسبی دیگر، آتشگون بیرون آمد و سوارش را توانایی داده شده بود که سلامتی را از زمین بردارد و تا یکدیگررا بکشند؛ و به وی شمشیری بزرگ داده شد. bible_en_fa The mystery of the seven stars which thou sawest in my right hand, and the seven golden candlesticks. The seven stars are the angels of the seven churches: and the seven candlesticks which thou sawest are the seven churches. و چون مهر سوم را گشود، حیوان سوم راشنیدم که می‌گوید: «بیا (و ببین )!» و دیدم اینک اسبی سیاه که سوارش ترازویی بدست خود دارد. bible_en_fa Unto the angel of the church of Ephesus write; These things saith he that holdeth the seven stars in his right hand, who walketh in the midst of the seven golden candlesticks; و از میان چهار حیوان، آوازی را شنیدم که می‌گوید: «یک هشت یک گندم به یک دینار و سه هشت یک جو به یک دینار و به روغن و شراب ضرر مرسان.» bible_en_fa I know thy works, and thy labour, and thy patience, and how thou canst not bear them which are evil: and thou hast tried them which say they are apostles, and are not, and hast found them liars: و چون مهر‌چهارم را گشود، حیوان چهارم را شنیدم که می‌گوید: «بیا (و ببین )!» bible_en_fa And hast borne, and hast patience, and for my name's sake hast laboured, and hast not fainted. و دیدم که اینک اسبی زرد و کسی بر آن سوار شده که اسم اوموت است و عالم اموات از عقب او می‌آید؛ و به آن دو اختیار بر یک ربع زمین داده شد تا به شمشیر و قحط و موت و با وحوش زمین بکشند. bible_en_fa Nevertheless I have somewhat against thee, because thou hast left thy first love. و چون مهر پنجم را گشود، در زیر مذبح دیدم نفوس آنانی را که برای کلام خدا و شهادتی که داشتند کشته شده بودند؛ bible_en_fa Remember therefore from whence thou art fallen, and repent, and do the first works; or else I will come unto thee quickly, and will remove thy candlestick out of his place, except thou repent. که به آواز بلندصدا کرده، می‌گفتند: «ای خداوند قدوس و حق، تا به کی انصاف نمی نمایی و انتقام خون ما را ازساکنان زمین نمی کشی؟» bible_en_fa But this thou hast, that thou hatest the deeds of the Nicolaitans, which I also hate. و به هر یکی از ایشان جامه‌ای سفید داده شد و به ایشان گفته شد که اندکی دیگر آرامی نمایند تا عدد همقطاران که مثل ایشان کشته خواهند شد، تمام شود. bible_en_fa He that hath an ear, let him hear what the Spirit saith unto the churches; To him that overcometh will I give to eat of the tree of life, which is in the midst of the paradise of God. و چون مهر ششم را گشود، دیدم که زلزله‌ای عظیم واقع شد و آفتاب چون پلاس پشمی سیاه گردید و تمام ماه چون خون گشت؛ bible_en_fa And unto the angel of the church in Smyrna write; These things saith the first and the last, which was dead, and is alive; و ستارگان آسمان بر زمین فرو ریختند، مانند درخت انجیری که از باد سخت به حرکت آمده، میوه های نارس خود را می‌افشاند. bible_en_fa I know thy works, and tribulation, and poverty, (but thou art rich) and I know the blasphemy of them which say they are Jews, and are not, but are the synagogue of Satan. و آسمان چون طوماری پیچیده شده، از جا برده شد و هرکوه و جزیره از مکان خود منتقل گشت. bible_en_fa Fear none of those things which thou shalt suffer: behold, the devil shall cast some of you into prison, that ye may be tried; and ye shall have tribulation ten days: be thou faithful unto death, and I will give thee a crown of life. وپادشاهان زمین و بزرگان و سپه سالاران ودولتمندان و جباران و هر غلام و آزاد خود را درمغاره‌ها و صخره های کوهها پنهان کردند. bible_en_fa He that hath an ear, let him hear what the Spirit saith unto the churches; He that overcometh shall not be hurt of the second death. و به کوهها و صخره‌ها می‌گویند که «بر ما بیفتید و ما رامخفی سازید از روی آن تخت‌نشین و از غضب بره؛زیرا روز عظیم غضب او رسیده است وکیست که می‌تواند ایستاد؟» bible_en_fa And to the angel of the church in Pergamos write; These things saith he which hath the sharp sword with two edges; زیرا روز عظیم غضب او رسیده است وکیست که می‌تواند ایستاد؟» bible_en_fa I know thy works, and where thou dwellest, even where Satan's seat is: and thou holdest fast my name, and hast not denied my faith, even in those days wherein Antipas was my faithful martyr, who was slain among you, where Satan dwelleth. و بعد از آن دیدم چهار فرشته، بر چهارگوشه زمین ایستاده، چهار باد زمین را بازمی دارند تا باد بر زمین و بر دریا و بر هیچ درخت نوزد. bible_en_fa But I have a few things against thee, because thou hast there them that hold the doctrine of Balaam, who taught Balac to cast a stumblingblock before the children of Israel, to eat things sacrificed unto idols, and to commit fornication. و فرشته دیگری دیدم که از مطلع آفتاب بالا می‌آید و مهر خدای زنده را دارد. و به آن چهار فرشته‌ای که بدیشان داده شد که زمین ودریا را ضرر رسانند، به آواز بلند ندا کرده، bible_en_fa So hast thou also them that hold the doctrine of the Nicolaitans, which thing I hate. می گوید: «هیچ ضرری به زمین و دریا و درختان مرسانید تا بندگان خدای خود را بر پیشانی‌ایشان مهر زنیم. bible_en_fa Repent; or else I will come unto thee quickly, and will fight against them with the sword of my mouth. و عدد مهرشدگان را شنیدم که ازجمیع اسباط بنی‌اسرائیل، صد و چهل و چهارهزار مهر شدند. bible_en_fa He that hath an ear, let him hear what the Spirit saith unto the churches; To him that overcometh will I give to eat of the hidden manna, and will give him a white stone, and in the stone a new name written, which no man knoweth saving he that receiveth it. و از سبط یهودا دوازده هزار مهر شدند؛ و ازسبط روبین دوازده هزار؛ و از سبط جاد دوازده هزار؛ bible_en_fa And unto the angel of the church in Thyatira write; These things saith the Son of God, who hath his eyes like unto a flame of fire, and his feet are like fine brass; و از سبط اشیر دوازده هزار؛ و از سبطنفتالیم دوازده هزار؛ و از سبط منسی دوازده هزار؛ bible_en_fa I know thy works, and charity, and service, and faith, and thy patience, and thy works; and the last to be more than the first. و از سبط شمعون دوازده هزار؛ و از سبط لاوی دوازده هزار؛ و از سبط یساکار دوازده هزار؛ bible_en_fa Notwithstanding I have a few things against thee, because thou sufferest that woman Jezebel, which calleth herself a prophetess, to teach and to seduce my servants to commit fornication, and to eat things sacrificed unto idols. ازسبط زبولون دوازده هزار؛ و از سبط یوسف دوازده هزار؛ و از سبط بنیامین دوازده هزار مهرشدند. bible_en_fa And I gave her space to repent of her fornication; and she repented not. و بعد از این دیدم که اینک گروهی عظیم که هیچ‌کس ایشان را نتواند شمرد، از هر امت و قبیله و قوم و زبان در‌پیش تخت و در حضور بره به‌جامه های سفید آراسته و شاخه های نخل به‌دست گرفته، ایستاده‌اند bible_en_fa Behold, I will cast her into a bed, and them that commit adultery with her into great tribulation, except they repent of their deeds. و به آواز بلند نداکرده، می‌گویند: «نجات، خدای ما را که بر تخت نشسته است و بره را است.» bible_en_fa And I will kill her children with death; and all the churches shall know that I am he which searcheth the reins and hearts: and I will give unto every one of you according to your works. و جمیع فرشتگان در گرد تخت و پیران و چهار حیوان ایستاده بودند. و در‌پیش تخت به روی درافتاده، خدا راسجده کردند bible_en_fa But unto you I say, and unto the rest in Thyatira, as many as have not this doctrine, and which have not known the depths of Satan, as they speak; I will put upon you none other burden. و گفتند: «آمین! برکت و جلال وحکمت و سپاس و اکرام و قوت و توانایی، خدای ما را باد تا ابدالاباد. آمین.» bible_en_fa But that which ye have already hold fast till I come. و یکی از پیران متوجه شده، به من گفت: «این سفیدپوشان کیانند و از کجا آمده‌اند؟» bible_en_fa And he that overcometh, and keepeth my works unto the end, to him will I give power over the nations: من او را گفتم: «خداوندا تو می‌دانی!» مرا گفت: «ایشان کسانی می‌باشند که از عذاب سخت بیرون می‌آیند و لباس خود را به خون بره شست وشوکرده، سفید نموده‌اند. bible_en_fa And he shall rule them with a rod of iron; as the vessels of a potter shall they be broken to shivers: even as I received of my Father. از این جهت پیش روی تخت خدایند و شبانه‌روز در هیکل او وی راخدمت می‌کنند و آن تخت‌نشین، خیمه خود را برایشان برپا خواهد داشت. bible_en_fa And I will give him the morning star. و دیگر هرگز گرسنه و تشنه نخواهند شد و آفتاب و هیچ گرما بر ایشان نخواهد رسید.زیرا بره‌ای که در میان تخت است، شبان ایشان خواهد بود و به چشمه های آب حیات، ایشان را راهنمایی خواهد نمود؛ وخدا هر اشکی را از چشمان ایشان پاک خواهدکرد.» bible_en_fa He that hath an ear, let him hear what the Spirit saith unto the churches. زیرا بره‌ای که در میان تخت است، شبان ایشان خواهد بود و به چشمه های آب حیات، ایشان را راهنمایی خواهد نمود؛ وخدا هر اشکی را از چشمان ایشان پاک خواهدکرد.» bible_en_fa And unto the angel of the church in Sardis write; These things saith he that hath the seven Spirits of God, and the seven stars; I know thy works, that thou hast a name that thou livest, and art dead. و چون مهر هفتم را گشود، خاموشی قریب به نیم ساعت در آسمان واقع شد. bible_en_fa Be watchful, and strengthen the things which remain, that are ready to die: for I have not found thy works perfect before God. و دیدم هفت فرشته را که در حضور خد ایستاده‌اند که به ایشان هفت کرنا داده شد. bible_en_fa Remember therefore how thou hast received and heard, and hold fast, and repent. If therefore thou shalt not watch, I will come on thee as a thief, and thou shalt not know what hour I will come upon thee. و فرشته‌ای دیگرآمده، نزد مذبح بایستاد با مجمری طلا و بخوربسیار بدو داده شد تا آن را به دعاهای جمیع مقدسین، بر مذبح طلا که پیش تخت است بدهد، bible_en_fa Thou hast a few names even in Sardis which have not defiled their garments; and they shall walk with me in white: for they are worthy. و دود بخور، از دست فرشته با دعاهای مقدسین در حضور خدا بالا رفت. bible_en_fa He that overcometh, the same shall be clothed in white raiment; and I will not blot out his name out of the book of life, but I will confess his name before my Father, and before his angels. پس آن فرشته مجمررا گرفته، از آتش مذبح آن را پر کرد و به سوی زمین انداخت و صداها و رعدها و برقها و زلزله حادث گردید. bible_en_fa He that hath an ear, let him hear what the Spirit saith unto the churches. و هفت فرشته‌ای که هفت کرنا را داشتندخود را مستعد نواختن نمودند bible_en_fa And to the angel of the church in Philadelphia write; These things saith he that is holy, he that is true, he that hath the key of David, he that openeth, and no man shutteth; and shutteth, and no man openeth; و چون اولی بنواخت تگرگ و آتش با خون آمیخته شده، واقع گردید و به سوی زمین ریخته شد و ثلث درختان سوخته و هر گیاه سبز سوخته شد. bible_en_fa I know thy works: behold, I have set before thee an open door, and no man can shut it: for thou hast a little strength, and hast kept my word, and hast not denied my name. و فرشته دوم بنواخت که ناگاه مثال کوهی بزرگ، به آتش افروخته شده، به دریا افکنده شد و ثلث دریا خون گردید، bible_en_fa Behold, I will make them of the synagogue of Satan, which say they are Jews, and are not, but do lie; behold, I will make them to come and worship before thy feet, and to know that I have loved thee. و ثلث مخلوقات دریایی که جان داشتند، بمردند و ثلث کشتیها تباه گردید. bible_en_fa Because thou hast kept the word of my patience, I also will keep thee from the hour of temptation, which shall come upon all the world, to try them that dwell upon the earth. و چون فرشته سوم نواخت، ناگاه ستاره‌ای عظیم، چون چراغی افروخته شده از آسمان فرود آمد و بر ثلث نهرها و چشمه های آب افتاد. bible_en_fa Behold, I come quickly: hold that fast which thou hast, that no man take thy crown. و اسم آن ستاره را افسنتین می‌خوانند؛ و ثلث آبها به افسنتین مبدل گشت و مردمان بسیار ازآبهایی که تلخ شده بود مردند. bible_en_fa Him that overcometh will I make a pillar in the temple of my God, and he shall go no more out: and I will write upon him the name of my God, and the name of the city of my God, which is new Jerusalem, which cometh down out of heaven from my God: and I will write upon him my new name. و فرشته چهارم بنواخت و به ثلث آفتاب وثلث ماه و ثلث ستارگان صدمه رسید تا ثلث آنهاتاریک گردید و ثلث روز و ثلث شب همچنین بی‌نور شد.و عقابی را دیدم و شنیدم که دروسط آسمان می‌پرد و به آواز بلند می‌گوید: «وای وای وای بر ساکنان زمین، بسبب صداهای دیگرکرنای آن سه فرشته‌ای که می‌باید بنوازند.» bible_en_fa He that hath an ear, let him hear what the Spirit saith unto the churches. و عقابی را دیدم و شنیدم که دروسط آسمان می‌پرد و به آواز بلند می‌گوید: «وای وای وای بر ساکنان زمین، بسبب صداهای دیگرکرنای آن سه فرشته‌ای که می‌باید بنوازند.» bible_en_fa And unto the angel of the church of the Laodiceans write; These things saith the Amen, the faithful and true witness, the beginning of the creation of God; و چون فرشته پنجم نواخت، ستاره‌ای رادیدم که بر زمین افتاده بود و کلید چاه هاویه بدو داده شد. bible_en_fa I know thy works, that thou art neither cold nor hot: I would thou wert cold or hot. و چاه هاویه را گشاد ودودی چون دود تنوری عظیم از چاه بالا آمد وآفتاب و هوا از دود چاه تاریک گشت. bible_en_fa So then because thou art lukewarm, and neither cold nor hot, I will spue thee out of my mouth. و از میان دود، ملخها به زمین برآمدند و به آنها قوتی چون قوت عقربهای زمین داده شد bible_en_fa Because thou sayest, I am rich, and increased with goods, and have need of nothing; and knowest not that thou art wretched, and miserable, and poor, and blind, and naked: و بدیشان گفته شدکه ضرر نرسانند نه به گیاه زمین و نه به هیچ سبزی و نه به درختی بلکه به آن مردمانی که مهر خدا رابر پیشانی خود ندارند. bible_en_fa I counsel thee to buy of me gold tried in the fire, that thou mayest be rich; and white raiment, that thou mayest be clothed, and that the shame of thy nakedness do not appear; and anoint thine eyes with eyesalve, that thou mayest see. و به آنها داده شد که ایشان را نکشند بلکه تا مدت پنج ماه معذب بدارند و اذیت آنها مثل اذیت عقرب بود، وقتی که کسی را نیش زند. bible_en_fa As many as I love, I rebuke and chasten: be zealous therefore, and repent. و در آن ایام، مردم طلب موت خواهند کرد و آن را نخواهند یافت و تمنای موت خواهند داشت، اما موت از ایشان خواهدگریخت. bible_en_fa Behold, I stand at the door, and knock: if any man hear my voice, and open the door, I will come in to him, and will sup with him, and he with me. و صورت ملخها چون اسبهای آراسته شده برای جنگ بود و بر سر ایشان مثل تاجهای شبیه طلا، و چهره های ایشان شبیه صورت انسان بود. bible_en_fa To him that overcometh will I grant to sit with me in my throne, even as I also overcame, and am set down with my Father in his throne. و مویی داشتند چون موی زنان، و دندانهایشان مانند دندانهای شیران بود. bible_en_fa He that hath an ear, let him hear what the Spirit saith unto the churches. و جوشنها داشتند، چون جوشنهای آهنین و صدای بالهای ایشان، مثل صدای ارابه های اسبهای بسیار که به جنگ همی تازند. bible_en_fa After this I looked, and, behold, a door was opened in heaven: and the first voice which I heard was as it were of a trumpet talking with me; which said, Come up hither, and I will shew thee things which must be hereafter. و دمها چون عقربها با نیشهاداشتند؛ و در دم آنها قدرت بود که تا مدت پنج ماه مردم را اذیت نمایند. bible_en_fa And immediately I was in the spirit: and, behold, a throne was set in heaven, and one sat on the throne. و بر خود، پادشاهی داشتند که ملک الهاویه است که در عبرانی به ابدون مسمی است و در یونانی او را اپلیون خوانند. bible_en_fa And he that sat was to look upon like a jasper and a sardine stone: and there was a rainbow round about the throne, in sight like unto an emerald. یک وای گذشته است. اینک دو وای دیگر بعد از این می‌آید. bible_en_fa And round about the throne were four and twenty seats: and upon the seats I saw four and twenty elders sitting, clothed in white raiment; and they had on their heads crowns of gold. و فرشته ششم بنواخت که ناگاه آوازی از میان چهار شاخ مذبح طلایی که در حضور خداست شنیدم bible_en_fa And out of the throne proceeded lightnings and thunderings and voices: and there were seven lamps of fire burning before the throne, which are the seven Spirits of God. که به آن فرشته ششم که صاحب کرنابود می‌گوید: «آن چهار فرشته را که بر نهر عظیم فرات بسته‌اند، خلاص کن.» bible_en_fa And before the throne there was a sea of glass like unto crystal: and in the midst of the throne, and round about the throne, were four beasts full of eyes before and behind. پس آن چهارفرشته که برای ساعت و روز و ماه و سال معین مهیا شده‌اند تا اینکه ثلث مردم را بکشند، خلاصی یافتند. bible_en_fa And the first beast was like a lion, and the second beast like a calf, and the third beast had a face as a man, and the fourth beast was like a flying eagle. و عدد جنود سواران، دویست هزار هزار بود که عدد ایشان را شنیدم. bible_en_fa And the four beasts had each of them six wings about him; and they were full of eyes within: and they rest not day and night, saying, Holy, holy, holy, Lord God Almighty, which was, and is, and is to come. و به اینطور اسبان و سواران ایشان را دررویا دیدم که جوشنهای آتشین و آسمانجونی وکبریتی دارند و سرهای اسبان چون سر شیران است و از دهانشان آتش و دود و کبریت بیرون می‌آید. bible_en_fa And when those beasts give glory and honour and thanks to him that sat on the throne, who liveth for ever and ever, از این سه بلا یعنی آتش و دود وکبریت که از دهانشان برمی آید، ثلث مردم هلاک شدند. bible_en_fa The four and twenty elders fall down before him that sat on the throne, and worship him that liveth for ever and ever, and cast their crowns before the throne, saying, زیرا که قدرت اسبان در دهان و دم ایشان است، زیرا که دمهای آنها چون مارهاست که سرها دارد و به آنها اذیت می‌کنند. bible_en_fa Thou art worthy, O Lord, to receive glory and honour and power: for thou hast created all things, and for thy pleasure they are and were created. و سایرمردم که به این بلایا کشته نگشتند، از اعمال دستهای خود توبه نکردند تا آنکه عبادت دیوها وبتهای طلا و نقره و برنج و سنگ و چوب را که طاقت دیدن و شنیدن و خرامیدن ندارند، ترک کنند؛و از قتل‌ها و جادوگریها و زنا و دزدیهای خود توبه نکردند. bible_en_fa And I saw in the right hand of him that sat on the throne a book written within and on the backside, sealed with seven seals. و از قتل‌ها و جادوگریها و زنا و دزدیهای خود توبه نکردند. bible_en_fa And I saw a strong angel proclaiming with a loud voice, Who is worthy to open the book, and to loose the seals thereof? و دیدم فرشته زورآور دیگری را که ازآسمان نازل می‌شود که ابری دربر دارد، و قوس قزحی بر سرش و چهره‌اش مثل آفتاب وپایهایش مثل ستونهای آتش. bible_en_fa And no man in heaven, nor in earth, neither under the earth, was able to open the book, neither to look thereon. و در دست خودکتابچه‌ای گشوده دارد و پای راست خود را بردریا و پای چپ خود را بر زمین نهاد؛ bible_en_fa And I wept much, because no man was found worthy to open and to read the book, neither to look thereon. و به آوازبلند، چون غرش شیر صدا کرد؛ و چون صدا کرد، هفت رعد به صداهای خود سخن‌گفتند. bible_en_fa And one of the elders saith unto me, Weep not: behold, the Lion of the tribe of Juda, the Root of David, hath prevailed to open the book, and to loose the seven seals thereof. و چون هفت رعد سخن‌گفتند، حاضر شدم که بنویسم. آنگاه آوازی از آسمان شنیدم که می‌گوید: «آنچه هفت رعد گفتند مهر کن و آنها را منویس.» bible_en_fa And I beheld, and, lo, in the midst of the throne and of the four beasts, and in the midst of the elders, stood a Lamb as it had been slain, having seven horns and seven eyes, which are the seven Spirits of God sent forth into all the earth. و آن فرشته‌ای را که بر دریا و زمین ایستاده دیدم، دست راست خود را به سوی آسمان بلندکرده، bible_en_fa And he came and took the book out of the right hand of him that sat upon the throne. قسم خورد به او که تا ابدالاباد زنده است که آسمان و آنچه را که در آن است و زمین و آنچه را که در آن است و دریا و آنچه را که در آن است آفرید که «بعد از این زمانی نخواهد بود، bible_en_fa And when he had taken the book, the four beasts and four and twenty elders fell down before the Lamb, having every one of them harps, and golden vials full of odours, which are the prayers of saints. بلکه درایام صدای فرشته هفتم، چون کرنا را می‌بایدبنوازد، سر خدا به اتمام خواهد رسید، چنانکه بندگان خود انبیا را بشارت داد.» bible_en_fa And they sung a new song, saying, Thou art worthy to take the book, and to open the seals thereof: for thou wast slain, and hast redeemed us to God by thy blood out of every kindred, and tongue, and people, and nation; و آن آوازی که از آسمان شنیده بودم، باردیگر شنیدم که مرا خطاب کرده، می‌گوید: «برو وکتابچه گشاده را از دست فرشته‌ای که بر دریا وزمین ایستاده است بگیر.» bible_en_fa And hast made us unto our God kings and priests: and we shall reign on the earth. پس به نزد فرشته رفته، به وی گفتم که کتابچه را به من بدهد. او مرا گفت: «بگیر و بخور که اندرونت را تلخ خواهد نمود، لکن در دهانت چون عسل شیرین خواهد بود.» bible_en_fa And I beheld, and I heard the voice of many angels round about the throne and the beasts and the elders: and the number of them was ten thousand times ten thousand, and thousands of thousands; پس کتابچه رااز دست فرشته گرفته، خوردم که در دهانم مثل عسل شیرین بود، ولی چون خورده بودم، درونم تلخ گردید.و مرا گفت که «می‌باید تو اقوام وامت‌ها و زبانها و پادشاهان بسیار را نبوت کنی.» bible_en_fa Saying with a loud voice, Worthy is the Lamb that was slain to receive power, and riches, and wisdom, and strength, and honour, and glory, and blessing. و مرا گفت که «می‌باید تو اقوام وامت‌ها و زبانها و پادشاهان بسیار را نبوت کنی.» bible_en_fa And every creature which is in heaven, and on the earth, and under the earth, and such as are in the sea, and all that are in them, heard I saying, Blessing, and honour, and glory, and power, be unto him that sitteth upon the throne, and unto the Lamb for ever and ever. و نی‌ای مثل عصا به من داده شد و مراگفت: «برخیز و قدس خدا و مذبح وآنانی را که در آن عبادت می‌کنند پیمایش نما. bible_en_fa And the four beasts said, Amen. And the four and twenty elders fell down and worshipped him that liveth for ever and ever. وصحن خارج قدس را بیرون انداز و آن را مپیمازیرا که به امت‌ها داده شده است و شهر مقدس راچهل و دو ماه پایمال خواهند نمود. bible_en_fa And I saw when the Lamb opened one of the seals, and I heard, as it were the noise of thunder, one of the four beasts saying, Come and see. و به دوشاهد خود خواهم داد که پلاس در بر کرده، مدت هزار و دویست و شصت روز نبوت نمایند.» bible_en_fa And I saw, and behold a white horse: and he that sat on him had a bow; and a crown was given unto him: and he went forth conquering, and to conquer. اینانند دو درخت زیتون و دو چراغدان که در حضور خداوند زمین ایستاده‌اند. bible_en_fa And when he had opened the second seal, I heard the second beast say, Come and see. و اگر کسی بخواهد بدیشان اذیت رساند، آتشی از دهانشان بدر شده، دشمنان ایشان را فرو می‌گیرد؛ و هر‌که قصد اذیت ایشان دارد، بدینگونه باید کشته شود. bible_en_fa And there went out another horse that was red: and power was given to him that sat thereon to take peace from the earth, and that they should kill one another: and there was given unto him a great sword. اینها قدرت به بستن آسمان دارند تا در ایام نبوت ایشان باران نبارد و قدرت بر آبها دارند که آنها را به خون تبدیل نمایند و جهان را هر گاه بخواهند، به انواع بلایا مبتلا سازند. bible_en_fa And when he had opened the third seal, I heard the third beast say, Come and see. And I beheld, and lo a black horse; and he that sat on him had a pair of balances in his hand. و چون شهادت خود را به اتمام رسانند، آن وحش که از هاویه برمی آید، با ایشان جنگ کرده، غلبه خواهد یافت و ایشان را خواهد کشت bible_en_fa And I heard a voice in the midst of the four beasts say, A measure of wheat for a penny, and three measures of barley for a penny; and see thou hurt not the oil and the wine. وبدنهای ایشان در شارع عام شهر عظیم که به‌معنی روحانی، به سدوم و مصر مسمی است، جایی که خداوند ایشان نیز مصلوب گشت، خواهد ماند. bible_en_fa And when he had opened the fourth seal, I heard the voice of the fourth beast say, Come and see. و گروهی از اقوام و قبایل و زبانها و امت‌ها، بدنهای ایشان را سه روز و نیم نظاره می‌کنند واجازت نمی دهند که بدنهای ایشان را به قبرسپارند. bible_en_fa And I looked, and behold a pale horse: and his name that sat on him was Death, and Hell followed with him. And power was given unto them over the fourth part of the earth, to kill with sword, and with hunger, and with death, and with the beasts of the earth. و ساکنان زمین بر ایشان خوشی وشادی می‌کنند و نزد یکدیگر هدایا خواهندفرستاد، از آنرو که این دو نبی ساکنان زمین رامعذب ساختند. bible_en_fa And when he had opened the fifth seal, I saw under the altar the souls of them that were slain for the word of God, and for the testimony which they held: و بعد از سه روز و نیم، روح حیات از خدابدیشان درآمد که بر پایهای خود ایستادند وبینندگان ایشان را خوفی عظیم فرو گرفت. bible_en_fa And they cried with a loud voice, saying, How long, O Lord, holy and true, dost thou not judge and avenge our blood on them that dwell on the earth? وآوازی بلند از آسمان شنیدند که بدیشان می‌گوید: «به اینجا صعود نمایید.» پس در ابر، به آسمان بالا شدند و دشمنانشان ایشان را دیدند. bible_en_fa And white robes were given unto every one of them; and it was said unto them, that they should rest yet for a little season, until their fellowservants also and their brethren, that should be killed as they were, should be fulfilled. و در همان ساعت، زلزله‌ای عظیم حادث گشت که ده‌یک از شهر منهدم گردید و هفت هزارنفر از زلزله هلاک شدند و باقی ماندگان ترسان گشته، خدای آسمان را تمجید کردند. bible_en_fa And I beheld when he had opened the sixth seal, and, lo, there was a great earthquake; and the sun became black as sackcloth of hair, and the moon became as blood; وای دوم درگذشته است. اینک وای سوم بزودی می‌آید. bible_en_fa And the stars of heaven fell unto the earth, even as a fig tree casteth her untimely figs, when she is shaken of a mighty wind. و فرشته‌ای بنواخت که ناگاه صداهای بلنددر آسمان واقع شد که می‌گفتند: «سلطنت جهان از آن خداوند ما و مسیح او شد و تا ابدالابادحکمرانی خواهد کرد.» bible_en_fa And the heaven departed as a scroll when it is rolled together; and every mountain and island were moved out of their places. و آن بیست و چهارپیر که در حضور خدا بر تختهای خود نشسته‌اند، به روی درافتاده، خدا را سجده کردند bible_en_fa And the kings of the earth, and the great men, and the rich men, and the chief captains, and the mighty men, and every bondman, and every free man, hid themselves in the dens and in the rocks of the mountains; و گفتند: «تو را شکر می‌کنیم‌ای خداوند، خدای قادرمطلق که هستی و بودی، زیرا که قوت عظیم خودرا بدست گرفته، به سلطنت پرداختی. bible_en_fa And said to the mountains and rocks, Fall on us, and hide us from the face of him that sitteth on the throne, and from the wrath of the Lamb: و امت هاخشمناک شدند و غضب تو ظاهر گردید و وقت مردگان رسید تا بر ایشان داوری شود و تا بندگان خود یعنی انبیا و مقدسان و ترسندگان نام خود راچه کوچک و چه بزرگ اجرت دهی و مفسدان زمین را فاسد گردانی.»و قدس خدا در آسمان مفتوح گشت وتابوت عهدنامه او در قدس او ظاهر شد و برقها وصداها و رعدها و زلزله و تگرگ عظیمی حادث شد. bible_en_fa For the great day of his wrath is come; and who shall be able to stand? و قدس خدا در آسمان مفتوح گشت وتابوت عهدنامه او در قدس او ظاهر شد و برقها وصداها و رعدها و زلزله و تگرگ عظیمی حادث شد. bible_en_fa And after these things I saw four angels standing on the four corners of the earth, holding the four winds of the earth, that the wind should not blow on the earth, nor on the sea, nor on any tree. و علامتی عظیم در آسمان ظاهر شد: زنی که آفتاب را دربر دارد و ماه زیرپایهایش و بر سرش تاجی از دوازده ستاره است، bible_en_fa And I saw another angel ascending from the east, having the seal of the living God: and he cried with a loud voice to the four angels, to whom it was given to hurt the earth and the sea, و آبستن بوده، از درد زه و عذاب زاییدن فریاد برمی آورد. bible_en_fa Saying, Hurt not the earth, neither the sea, nor the trees, till we have sealed the servants of our God in their foreheads. و علامتی دیگر در آسمان پدید آمدکه اینک اژدهای بزرگ آتشگون که او را هفت سرو ده شاخ بود و بر سرهایش هفت افسر؛ bible_en_fa And I heard the number of them which were sealed: and there were sealed an hundred and forty and four thousand of all the tribes of the children of Israel. و دمش ثلث ستارگان آسمان را کشیده، آنها را بر زمین ریخت. و اژدها پیش آن زن که می‌زایید بایستاد تاچون بزاید فرزند او را ببلعد. bible_en_fa Of the tribe of Juda were sealed twelve thousand. Of the tribe of Reuben were sealed twelve thousand. Of the tribe of Gad were sealed twelve thousand. پس پسر نرینه‌ای را زایید که همه امت های زمین را به عصای آهنین حکمرانی خواهد کرد؛ و فرزندش به نزد خدا وتخت او ربوده شد. bible_en_fa Of the tribe of Aser were sealed twelve thousand. Of the tribe of Nepthalim were sealed twelve thousand. Of the tribe of Manasses were sealed twelve thousand. و زن به بیابان فرار کرد که درآنجا مکانی برای وی از خدا مهیا شده است تا اورا مدت هزار و دویست و شصت روز بپرورند. bible_en_fa Of the tribe of Simeon were sealed twelve thousand. Of the tribe of Levi were sealed twelve thousand. Of the tribe of Issachar were sealed twelve thousand. و در آسمان جنگ شد: میکائیل وفرشتگانش با اژدها جنگ کردند و اژدها وفرشتگانش جنگ کردند، bible_en_fa Of the tribe of Zabulon were sealed twelve thousand. Of the tribe of Joseph were sealed twelve thousand. Of the tribe of Benjamin were sealed twelve thousand. ولی غلبه نیافتند بلکه جای ایشان دیگر در آسمان یافت نشد. bible_en_fa After this I beheld, and, lo, a great multitude, which no man could number, of all nations, and kindreds, and people, and tongues, stood before the throne, and before the Lamb, clothed with white robes, and palms in their hands; واژدهای بزرگ انداخته شد، یعنی آن مار قدیمی که به ابلیس و شیطان مسمی است که تمام ربع مسکون را می‌فریبد. او بر زمین انداخته شد وفرشتگانش با وی انداخته شدند. bible_en_fa And cried with a loud voice, saying, Salvation to our God which sitteth upon the throne, and unto the Lamb. و آوازی بلند در آسمان شنیدم که می‌گوید: «اکنون نجات و قوت و سلطنت خدای ما و قدرت مسیح او ظاهر شد زیرا که آن مدعی برادران ما که شبانه‌روز در حضور خدای ما برایشان دعوی می‌کند، به زیر افکنده شد. bible_en_fa And all the angels stood round about the throne, and about the elders and the four beasts, and fell before the throne on their faces, and worshipped God, وایشان بوساطت خون بره و کلام شهادت خود براو غالب آمدند و جان خود را دوست نداشتند. bible_en_fa Saying, Amen: Blessing, and glory, and wisdom, and thanksgiving, and honour, and power, and might, be unto our God for ever and ever. Amen. از این جهت‌ای آسمانها و ساکنان آنها شادباشید؛ وای بر زمین و دریا زیرا که ابلیس به نزدشما فرود شده است با خشم عظیم، چون می‌داند که زمانی قلیل دارد.» bible_en_fa And one of the elders answered, saying unto me, What are these which are arrayed in white robes? and whence came they? و چون اژدها دید که بر زمین افکنده شد، برآن زن که فرزند نرینه را زاییده بود، جفا کرد. bible_en_fa And I said unto him, Sir, thou knowest. And he said to me, These are they which came out of great tribulation, and have washed their robes, and made them white in the blood of the Lamb. ودو بال عقاب بزرگ به زن داده شد تا به بیابان به مکان خود پرواز کند، جایی که او را از نظر آن مار، زمانی و دو زمان و نصف زمان پرورش می‌کنند. bible_en_fa Therefore are they before the throne of God, and serve him day and night in his temple: and he that sitteth on the throne shall dwell among them. و مار از دهان خود در عقب زن، آبی چون رودی ریخت تا سیل او را فرو‌گیرد. bible_en_fa They shall hunger no more, neither thirst any more; neither shall the sun light on them, nor any heat. وزمین زن را حمایت کرد و زمین دهان خود راگشاده، آن رود را که اژدها از دهان خود ریخت فرو برد.و اژدها بر زن غضب نموده، رفت تا باباقی ماندگان ذریت او که احکام خدا را حفظمی کنند و شهادت عیسی را نگاه می‌دارند، جنگ کند. bible_en_fa For the Lamb which is in the midst of the throne shall feed them, and shall lead them unto living fountains of waters: and God shall wipe away all tears from their eyes. و اژدها بر زن غضب نموده، رفت تا باباقی ماندگان ذریت او که احکام خدا را حفظمی کنند و شهادت عیسی را نگاه می‌دارند، جنگ کند. bible_en_fa And when he had opened the seventh seal, there was silence in heaven about the space of half an hour. و او بر ریگ دریا ایستاده بود. bible_en_fa And I saw the seven angels which stood before God; and to them were given seven trumpets. و آن وحش را که دیدم، مانند پلنگ بود و پایهایش مثل پای خرس و دهانش مثل دهان شیر. و اژدها قوت خویش وتخت خود و قوت عظیمی به وی داد. bible_en_fa And another angel came and stood at the altar, having a golden censer; and there was given unto him much incense, that he should offer it with the prayers of all saints upon the golden altar which was before the throne. و یکی ازسرهایش را دیدم که تا به موت کشته شد و از آن زخم مهلک شفا یافت و تمامی جهان در‌پی این وحش در حیرت افتادند. bible_en_fa And the smoke of the incense, which came with the prayers of the saints, ascended up before God out of the angel's hand. و آن اژدها را که قدرت به وحش داده بود، پرستش کردند و وحش را سجده کرده، گفتند که «کیست مثل وحش وکیست که با وی می‌تواند جنگ کند؟» bible_en_fa And the angel took the censer, and filled it with fire of the altar, and cast it into the earth: and there were voices, and thunderings, and lightnings, and an earthquake. و به وی دهانی داده شد که به کبر و کفر تکلم می‌کند؛ و قدرتی به او عطا شد که مدت چهل ودو ماه عمل کند. bible_en_fa And the seven angels which had the seven trumpets prepared themselves to sound. پس دهان خود را به کفرهای برخدا گشود تا بر اسم او و خیمه او و سکنه آسمان کفر گوید. bible_en_fa The first angel sounded, and there followed hail and fire mingled with blood, and they were cast upon the earth: and the third part of trees was burnt up, and all green grass was burnt up. و به وی داده شد که با مقدسین جنگ کند و بر ایشان غلبه یابد؛ و تسلط بر هر قبیله وقوم و زبان و امت، بدو عطا شد. bible_en_fa And the second angel sounded, and as it were a great mountain burning with fire was cast into the sea: and the third part of the sea became blood; و جمیع ساکنان جهان، جز آنانی که نامهای ایشان در دفتر حیات بره‌ای که از بنای عالم ذبح شده بود مکتوب است، او را خواهند پرستید. bible_en_fa And the third part of the creatures which were in the sea, and had life, died; and the third part of the ships were destroyed. اگر کسی گوش داردبشنود. bible_en_fa And the third angel sounded, and there fell a great star from heaven, burning as it were a lamp, and it fell upon the third part of the rivers, and upon the fountains of waters; اگر کسی اسیر نماید به اسیری رود، واگر کسی به شمشیر قتل کند، می‌باید او به شمشیرکشته گردد. در اینجاست صبر و ایمان مقدسین. bible_en_fa And the name of the star is called Wormwood: and the third part of the waters became wormwood; and many men died of the waters, because they were made bitter. و دیدم وحش دیگری را که از زمین بالامی آید و دو شاخ مثل شاخهای بره داشت و ماننداژدها تکلم می‌نمود؛ bible_en_fa And the fourth angel sounded, and the third part of the sun was smitten, and the third part of the moon, and the third part of the stars; so as the third part of them was darkened, and the day shone not for a third part of it, and the night likewise. و با تمام قدرت وحش نخست، در حضور وی عمل می‌کند و زمین وسکنه آن را بر این وامی دارد که وحش نخست راکه از زخم مهلک شفا یافت، بپرستند. bible_en_fa And I beheld, and heard an angel flying through the midst of heaven, saying with a loud voice, Woe, woe, woe, to the inhabiters of the earth by reason of the other voices of the trumpet of the three angels, which are yet to sound! ومعجزات عظیمه بعمل می‌آورد تا آتش را نیز ازآسمان در حضور مردم به زمین فرود آورد. bible_en_fa And the fifth angel sounded, and I saw a star fall from heaven unto the earth: and to him was given the key of the bottomless pit. وساکنان زمین را گمراه می‌کند، به آن معجزاتی که به وی داده شد که آنها را در حضور وحش بنماید. و به ساکنان زمین می‌گوید که صورتی را ازآن وحش که بعد از خوردن زخم شمشیر زیست نمود، بسازند. bible_en_fa And he opened the bottomless pit; and there arose a smoke out of the pit, as the smoke of a great furnace; and the sun and the air were darkened by reason of the smoke of the pit. و به وی داده شد که آن صورت وحش را روح بخشد تا که صورت وحش سخن گوید و چنان کند که هر‌که صورت وحش راپرستش نکند، کشته گردد. bible_en_fa And there came out of the smoke locusts upon the earth: and unto them was given power, as the scorpions of the earth have power. و همه را از کبیرو صغیر و دولتمند و فقیر و غلام و آزاد براین وامی دارد که بر دست راست یا برپیشانی خود نشانی گذارند. bible_en_fa And it was commanded them that they should not hurt the grass of the earth, neither any green thing, neither any tree; but only those men which have not the seal of God in their foreheads. و اینکه هیچ‌کس خرید و فروش نتواند کرد، جز کسی‌که نشان یعنی اسم یا عدد اسم وحش را داشته باشد.در اینجا حکمت است. پس هر‌که فهم دارد، عدد وحش را بشمارد، زیرا که عددانسان است و عددش ششصد و شصت و شش است. bible_en_fa And to them it was given that they should not kill them, but that they should be tormented five months: and their torment was as the torment of a scorpion, when he striketh a man. در اینجا حکمت است. پس هر‌که فهم دارد، عدد وحش را بشمارد، زیرا که عددانسان است و عددش ششصد و شصت و شش است. bible_en_fa And in those days shall men seek death, and shall not find it; and shall desire to die, and death shall flee from them. و دیدم که اینک بره، بر کوه صهیون ایستاده است و با وی صد و چهل وچهار هزار نفر که اسم او و اسم پدر او را بر پیشانی خود مرقوم می‌دارند. bible_en_fa And the shapes of the locusts were like unto horses prepared unto battle; and on their heads were as it were crowns like gold, and their faces were as the faces of men. و آوازی از آسمان شنیدم، مثل آواز آبهای بسیار و مانند آواز رعدعظیم؛ و آن آوازی که شنیدم، مانند آوازبربطنوازان بود که بربطهای خود را بنوازند. bible_en_fa And they had hair as the hair of women, and their teeth were as the teeth of lions. و درحضور تخت و چهار حیوان و پیران، سرودی جدید می‌سرایند و هیچ‌کس نتوانست آن سرودرا بیاموزد، جز آن صد و چهل و چهار هزار که ازجهان خریده شده بودند. bible_en_fa And they had breastplates, as it were breastplates of iron; and the sound of their wings was as the sound of chariots of many horses running to battle. اینانند آنانی که با زنان آلوده نشدند، زیرا که باکره هستند؛ و آنانند که بره را هر کجا می‌رود متابعت می‌کنند و از میان مردم خریده شده‌اند تا نوبر برای خدا و بره باشند. bible_en_fa And they had tails like unto scorpions, and there were stings in their tails: and their power was to hurt men five months. ودر دهان ایشان دروغی یافت نشد، زیرا که بی‌عیب هستند. bible_en_fa And they had a king over them, which is the angel of the bottomless pit, whose name in the Hebrew tongue is Abaddon, but in the Greek tongue hath his name Apollyon. و فرشته‌ای دیگر را دیدم که در وسط آسمان پرواز می‌کند و انجیل جاودانی را دارد تا ساکنان زمین را از هر امت و قبیله و زبان و قوم بشارت دهد، bible_en_fa One woe is past; and, behold, there come two woes more hereafter. و به آواز بلند می‌گوید: «از خدا بترسید واو را تمجید نمایید، زیرا که زمان داوری اورسیده است. پس او را که آسمان و زمین و دریا وچشمه های آب را آفرید، پرستش کنید.» bible_en_fa And the sixth angel sounded, and I heard a voice from the four horns of the golden altar which is before God, و فرشته‌ای دیگر از عقب او آمده، گفت: «منهدم شد بابل عظیم که از خمر غضب زنای خود، جمیع امت‌ها را نوشانید.» bible_en_fa Saying to the sixth angel which had the trumpet, Loose the four angels which are bound in the great river Euphrates. و فرشته سوم از عقب این دو آمده، به آوازبلند می‌گوید: «اگر کسی وحش و صورت او راپرستش کند و نشان او را بر پیشانی یا دست خودپذیرد، bible_en_fa And the four angels were loosed, which were prepared for an hour, and a day, and a month, and a year, for to slay the third part of men. او نیز از خمر غضب خدا که در‌پیاله خشم وی بیغش آمیخته شده است، خواهدنوشید، و در نزد فرشتگان مقدس و در حضوربره، به آتش و کبریت، معذب خواهد شد، bible_en_fa And the number of the army of the horsemen were two hundred thousand thousand: and I heard the number of them. ودود عذاب ایشان تا ابدالاباد بالا می‌رود. پس آنانی که وحش و صورت او را پرستش می‌کنند وهر‌که نشان اسم او را پذیرد، شبانه‌روز آرامی ندارند.» bible_en_fa And thus I saw the horses in the vision, and them that sat on them, having breastplates of fire, and of jacinth, and brimstone: and the heads of the horses were as the heads of lions; and out of their mouths issued fire and smoke and brimstone. در اینجاست صبر مقدسین که احکام خدا و ایمان عیسی را حفظ می‌نمایند. bible_en_fa By these three was the third part of men killed, by the fire, and by the smoke, and by the brimstone, which issued out of their mouths. و آوازی را از آسمان شنیدم که می‌گوید: «بنویس که از کنون خوشحالند مردگانی که درخداوند می‌میرند.و روح می‌گوید: «بلی، تا از زحمات خودآرامی یابند و اعمال ایشان از عقب ایشان می‌رسد.» bible_en_fa For their power is in their mouth, and in their tails: for their tails were like unto serpents, and had heads, and with them they do hurt. و دیدم که اینک ابری سفید پدید آمد و برابر، کسی مثل پسر انسان نشسته که تاجی از طلادارد و در دستش داسی تیز است. bible_en_fa And the rest of the men which were not killed by these plagues yet repented not of the works of their hands, that they should not worship devils, and idols of gold, and silver, and brass, and stone, and of wood: which neither can see, nor hear, nor walk: و فرشته‌ای دیگر از قدس بیرون آمده، به آواز بلند آن ابرنشین را ندا می‌کند که داس خود را پیش بیاور و درو کن، زیرا هنگام حصاد رسیده و حاصل زمین خشک شده است. bible_en_fa Neither repented they of their murders, nor of their sorceries, nor of their fornication, nor of their thefts. و ابرنشین داس خود را بر زمین آورد و زمین درویده شد. bible_en_fa And I saw another mighty angel come down from heaven, clothed with a cloud: and a rainbow was upon his head, and his face was as it were the sun, and his feet as pillars of fire: و فرشته‌ای دیگر از قدسی که در آسمان است، بیرون آمد و او نیز داسی تیز داشت. bible_en_fa And he had in his hand a little book open: and he set his right foot upon the sea, and his left foot on the earth, وفرشته‌ای دیگر که بر آتش مسلط است، از مذبح بیرون شده، به آواز بلند ندا در‌داده، صاحب داس تیز را گفت: «داس تیز خود را پیش آور وخوشه های مو زمین را بچین، زیرا انگورهایش رسیده است.» bible_en_fa And cried with a loud voice, as when a lion roareth: and when he had cried, seven thunders uttered their voices. پس آن فرشته داس خود را برزمین آورد و موهای زمین را چیده، آن را درچرخشت عظیم غضب خدا ریخت.وچرخشت را بیرون شهر به پا بیفشردند و خون ازچرخشت تا به دهن اسبان به مسافت هزار وششصد تیر پرتاب جاری شد. bible_en_fa And when the seven thunders had uttered their voices, I was about to write: and I heard a voice from heaven saying unto me, Seal up those things which the seven thunders uttered, and write them not. وچرخشت را بیرون شهر به پا بیفشردند و خون ازچرخشت تا به دهن اسبان به مسافت هزار وششصد تیر پرتاب جاری شد. bible_en_fa And the angel which I saw stand upon the sea and upon the earth lifted up his hand to heaven, و علامت دیگر عظیم و عجیبی درآسمان دیدم، یعنی هفت فرشته‌ای که هفت بلایی دارند که آخرین هستند، زیرا که به آنها غضب الهی به انجام رسیده است. bible_en_fa And sware by him that liveth for ever and ever, who created heaven, and the things that therein are, and the earth, and the things that therein are, and the sea, and the things which are therein, that there should be time no longer: و دیدم مثال دریایی از شیشه مخلوط به آتش و کسانی راکه بر وحش و صورت او و عدد اسم او غلبه می یابند، بر دریای شیشه ایستاده و بربطهای خدارا بدست گرفته، bible_en_fa But in the days of the voice of the seventh angel, when he shall begin to sound, the mystery of God should be finished, as he hath declared to his servants the prophets. سرود موسی بنده خدا و سرودبره را می‌خوانند و می‌گویند: «عظیم و عجیب است اعمال تو‌ای خداوند خدای قادر مطلق! عدل و حق است راههای تو‌ای پادشاه امت‌ها. bible_en_fa And the voice which I heard from heaven spake unto me again, and said, Go and take the little book which is open in the hand of the angel which standeth upon the sea and upon the earth. کیست که از تو نترسد، خداوندا و کیست که نام تو را تمجید ننماید؟ زیرا که تو تنها قدوس هستی و جمیع امت‌ها آمده، در حضور توپرستش خواهند کرد، زیرا که احکام تو ظاهرگردیده است. bible_en_fa And I went unto the angel, and said unto him, Give me the little book. And he said unto me, Take it, and eat it up; and it shall make thy belly bitter, but it shall be in thy mouth sweet as honey. و بعد از این دیدم که قدس خیمه شهادت درآسمان گشوده شد، bible_en_fa And I took the little book out of the angel's hand, and ate it up; and it was in my mouth sweet as honey: and as soon as I had eaten it, my belly was bitter. و هفت فرشته‌ای که هفت بلا داشتند، کتانی پاک و روشن دربر کرده و کمرایشان به کمربند زرین بسته، بیرون آمدند. bible_en_fa And he said unto me, Thou must prophesy again before many peoples, and nations, and tongues, and kings. ویکی از آن چهار حیوان، به آن هفت فرشته، هفت پیاله زرین داد، پر از غضب خدا که تا ابدالاباد زنده است.و قدس از جلال خدا و قوت او پر دودگردید. و تا هفت بلای آن هفت فرشته به انجام نرسید، هیچ‌کس نتوانست به قدس درآید. bible_en_fa And there was given me a reed like unto a rod: and the angel stood, saying, Rise, and measure the temple of God, and the altar, and them that worship therein. و قدس از جلال خدا و قوت او پر دودگردید. و تا هفت بلای آن هفت فرشته به انجام نرسید، هیچ‌کس نتوانست به قدس درآید. bible_en_fa But the court which is without the temple leave out, and measure it not; for it is given unto the Gentiles: and the holy city shall they tread under foot forty and two months. و آوازی بلند شنیدم که از میان قدس به آن هفت فرشته می‌گوید که «بروید، هفت پیاله غضب خدا را بر زمین بریزید.» bible_en_fa And I will give power unto my two witnesses, and they shall prophesy a thousand two hundred and threescore days, clothed in sackcloth. و اولی رفته، پیاله خود را بر زمین ریخت ودمل زشت و بد بر مردمانی که نشان وحش دارندو صورت او را می‌پرستند، بیرون آمد. bible_en_fa These are the two olive trees, and the two candlesticks standing before the God of the earth. و دومین پیاله خود را به دریا ریخت که آن به خون مثل خون مرده مبدل گشت و هر نفس زنده از چیزهایی که در دریا بود بمرد. bible_en_fa And if any man will hurt them, fire proceedeth out of their mouth, and devoureth their enemies: and if any man will hurt them, he must in this manner be killed. و سومین پیاله خود را در نهرها و چشمه های آب ریخت و خون شد. bible_en_fa These have power to shut heaven, that it rain not in the days of their prophecy: and have power over waters to turn them to blood, and to smite the earth with all plagues, as often as they will. و فرشته آبها را شنیدم که می‌گوید: عادلی تو که هستی و بودی‌ای قدوس، زیرا که چنین حکم کردی، bible_en_fa And when they shall have finished their testimony, the beast that ascendeth out of the bottomless pit shall make war against them, and shall overcome them, and kill them. چونکه خون مقدسین و انبیا را ریختند و بدیشان خون دادی که بنوشند زیرا که مستحقند.» bible_en_fa And their dead bodies shall lie in the street of the great city, which spiritually is called Sodom and Egypt, where also our Lord was crucified. و شنیدم که مذبح می‌گوید: «ای خداوند، خدای قادرمطلق، داوریهای تو حق و عدل است.» bible_en_fa And they of the people and kindreds and tongues and nations shall see their dead bodies three days and an half, and shall not suffer their dead bodies to be put in graves. و چهارمین، پیاله خود را بر آفتاب ریخت؛ وبه آن داده شد که مردم را به آتش بسوزاند. bible_en_fa And they that dwell upon the earth shall rejoice over them, and make merry, and shall send gifts one to another; because these two prophets tormented them that dwelt on the earth. ومردم به حرارت شدید سوخته شدند و به اسم آن خدا که بر این بلایا قدرت دارد، کفر گفتند و توبه نکردند تا او را تمجید نمایند. bible_en_fa And after three days and an half the Spirit of life from God entered into them, and they stood upon their feet; and great fear fell upon them which saw them. و پنجمین، پیاله خود را بر تخت وحش ریخت و مملکت او تاریک گشت و زبانهای خودرا از درد می‌گزیدند، bible_en_fa And they heard a great voice from heaven saying unto them, Come up hither. And they ascended up to heaven in a cloud; and their enemies beheld them. و به خدای آسمان به‌سبب دردها و دملهای خود کفر می‌گفتند و ازاعمال خود توبه نکردند. bible_en_fa And the same hour was there a great earthquake, and the tenth part of the city fell, and in the earthquake were slain of men seven thousand: and the remnant were affrighted, and gave glory to the God of heaven. و ششمین، پیاله خود را بر نهر عظیم فرات ریخت و آبش خشکید تا راه پادشاهانی که ازمشرق آفتاب می‌آیند، مهیا شود. bible_en_fa The second woe is past; and, behold, the third woe cometh quickly. و دیدم که ازدهان اژدها و از دهان وحش و از دهان نبی کاذب، سه روح خبیث چون وزغها بیرون می‌آیند. bible_en_fa And the seventh angel sounded; and there were great voices in heaven, saying, The kingdoms of this world are become the kingdoms of our Lord, and of his Christ; and he shall reign for ever and ever. زیرا که آنها ارواح دیوها هستند که معجزات ظاهر می‌سازند و بر پادشاهان تمام ربع مسکون خروج می‌کنند تا ایشان را برای جنگ آن روزعظیم خدای قادر مطلق فراهم آورند. bible_en_fa And the four and twenty elders, which sat before God on their seats, fell upon their faces, and worshipped God, «اینک چون دزد می‌آیم! خوشابحال کسی‌که بیدار شده، رخت خود را نگاه دارد، مباداعریان راه رود و رسوایی او را ببینند.» bible_en_fa Saying, We give thee thanks, O Lord God Almighty, which art, and wast, and art to come; because thou hast taken to thee thy great power, and hast reigned. و ایشان را به موضعی که آن را در عبرانی حارمجدون می‌خوانند، فراهم آوردند. bible_en_fa And the nations were angry, and thy wrath is come, and the time of the dead, that they should be judged, and that thou shouldest give reward unto thy servants the prophets, and to the saints, and them that fear thy name, small and great; and shouldest destroy them which destroy the earth. و هفتمین، پیاله خود را بر هوا ریخت وآوازی بلند از میان قدس آسمان از تخت بدرآمده، گفت که «تمام شد.» bible_en_fa And the temple of God was opened in heaven, and there was seen in his temple the ark of his testament: and there were lightnings, and voices, and thunderings, and an earthquake, and great hail. و برقها و صداها ورعدها حادث گردید و زلزله‌ای عظیم شد آن چنانکه از حین آفرینش انسان بر زمین زلزله‌ای به این شدت و عظمت نشده بود. bible_en_fa And there appeared a great wonder in heaven; a woman clothed with the sun, and the moon under her feet, and upon her head a crown of twelve stars: و شهر بزرگ به سه قسم منقسم گشت و بلدان امت‌ها خراب شدو بابل بزرگ در حضور خدا بیاد آمد تا پیاله خمرغضب آلود خشم خود را بدو دهد. bible_en_fa And she being with child cried, travailing in birth, and pained to be delivered. و هرجزیره گریخت و کوهها نایاب گشت،و تگرگ بزرگ که گویا به وزن یک من بود، از آسمان برمردم بارید و مردم به‌سبب صدمه تگرگ، خدا راکفر گفتند زیرا که صدمه‌اش بینهایت سخت بود. bible_en_fa And there appeared another wonder in heaven; and behold a great red dragon, having seven heads and ten horns, and seven crowns upon his heads. و تگرگ بزرگ که گویا به وزن یک من بود، از آسمان برمردم بارید و مردم به‌سبب صدمه تگرگ، خدا راکفر گفتند زیرا که صدمه‌اش بینهایت سخت بود. bible_en_fa And his tail drew the third part of the stars of heaven, and did cast them to the earth: and the dragon stood before the woman which was ready to be delivered, for to devour her child as soon as it was born. و یکی از آن هفت فرشته‌ای که هفت پیاله را داشتند، آمد و به من خطاب کرده، گفت: «بیا تا قضای آن فاحشه بزرگ را که برآبهای بسیار نشسته است به تو نشان دهم، bible_en_fa And she brought forth a man child, who was to rule all nations with a rod of iron: and her child was caught up unto God, and to his throne. که پادشاهان جهان با او زنا کردند و ساکنان زمین، ازخمر زنای او مست شدند.» bible_en_fa And the woman fled into the wilderness, where she hath a place prepared of God, that they should feed her there a thousand two hundred and threescore days. پس مرا در روح به بیابان برد و زنی را دیدم بر وحش قرمزی سوارشده که از نامهای کفر پر بود و هفت سر و ده شاخ داشت. bible_en_fa And there was war in heaven: Michael and his angels fought against the dragon; and the dragon fought and his angels, و آن زن، به ارغوانی و قرمز ملبس بود وبه طلا و جواهر و مروارید مزین و پیاله‌ای زرین به‌دست خود پر از خبائث و نجاسات زنای خودداشت. bible_en_fa And prevailed not; neither was their place found any more in heaven. و بر پیشانی‌اش این اسم مرقوم بود: «سرو بابل عظیم و مادر فواحش و خبائث دنیا.» bible_en_fa And the great dragon was cast out, that old serpent, called the Devil, and Satan, which deceiveth the whole world: he was cast out into the earth, and his angels were cast out with him. وآن زن را دیدم، مست از خون مقدسین و از خون شهدای عیسی و از دیدن او بی‌نهایت تعجب نمودم. bible_en_fa And I heard a loud voice saying in heaven, Now is come salvation, and strength, and the kingdom of our God, and the power of his Christ: for the accuser of our brethren is cast down, which accused them before our God day and night. و فرشته مرا گفت: «چرا متعجب شدی؟ من سر زن و آن وحش را که هفت سر و ده شاخ دارد که حامل اوست، به تو بیان می‌نمایم. bible_en_fa And they overcame him by the blood of the Lamb, and by the word of their testimony; and they loved not their lives unto the death. آن وحش که دیدی، بود و نیست و از هاویه خواهدبرآمد و به هلاکت خواهد رفت؛ و ساکنان زمین، جز آنانی که نامهای ایشان از بنای عالم در دفترحیات مرقوم است، در حیرت خواهند افتاد ازدیدن آن وحش که بود و نیست و ظاهر خواهدشد. bible_en_fa Therefore rejoice, ye heavens, and ye that dwell in them. Woe to the inhabiters of the earth and of the sea! for the devil is come down unto you, having great wrath, because he knoweth that he hath but a short time. «اینجاست ذهنی که حکمت دارد. این هفت سر، هفت کوه می‌باشد که زن بر آنها نشسته است؛ bible_en_fa And when the dragon saw that he was cast unto the earth, he persecuted the woman which brought forth the man child. و هفت پادشاه هستند که پنج افتاده‌اند و یکی هست و دیگری هنوز نیامده است و چون آیدمی باید اندکی بماند. bible_en_fa And to the woman were given two wings of a great eagle, that she might fly into the wilderness, into her place, where she is nourished for a time, and times, and half a time, from the face of the serpent. و آن وحش که بود ونیست، هشتمین است و از آن هفت است و به هلاکت می‌رود. bible_en_fa And the serpent cast out of his mouth water as a flood after the woman, that he might cause her to be carried away of the flood. و آن ده شاخ که دیدی، ده پادشاه هستند که هنوز سلطنت نیافته‌اند بلکه یک ساعت با وحش چون پادشاهان قدرت می‌یابند. bible_en_fa And the earth helped the woman, and the earth opened her mouth, and swallowed up the flood which the dragon cast out of his mouth. اینها یک رای دارند و قوت و قدرت خود را به وحش می‌دهند. bible_en_fa And the dragon was wroth with the woman, and went to make war with the remnant of her seed, which keep the commandments of God, and have the testimony of Jesus Christ. ایشان با بره جنگ خواهندنمود و بره بر ایشان غالب خواهد آمد، زیرا که اورب‌الارباب و پادشاه پادشاهان است و آنانی نیز که با وی هستند که خوانده شده و برگزیده وامینند.» bible_en_fa And I stood upon the sand of the sea, and saw a beast rise up out of the sea, having seven heads and ten horns, and upon his horns ten crowns, and upon his heads the name of blasphemy. و مرا می‌گوید: «آبهایی که دیدی، آنجایی که فاحشه نشسته است، قومها و جماعتها وامت‌ها و زبانها می‌باشد. bible_en_fa And the beast which I saw was like unto a leopard, and his feet were as the feet of a bear, and his mouth as the mouth of a lion: and the dragon gave him his power, and his seat, and great authority. و اما ده شاخ که دیدی و وحش، اینها فاحشه را دشمن خواهند داشت واو را بینوا و عریان خواهند نمود و گوشتش راخواهند خورد و او را به آتش خواهند سوزانید، bible_en_fa And I saw one of his heads as it were wounded to death; and his deadly wound was healed: and all the world wondered after the beast. زیرا خدا در دل ایشان نهاده است که اراده او رابه‌جا آرند و یک رای شده، سلطنت خود را به وحش بدهند تا کلام خدا تمام شود.و زنی که دیدی، آن شهر عظیم است که بر پادشاهان جهان سلطنت می‌کند.» bible_en_fa And they worshipped the dragon which gave power unto the beast: and they worshipped the beast, saying, Who is like unto the beast? who is able to make war with him? و زنی که دیدی، آن شهر عظیم است که بر پادشاهان جهان سلطنت می‌کند.» bible_en_fa And there was given unto him a mouth speaking great things and blasphemies; and power was given unto him to continue forty and two months. بعد از آن دیدم فرشته‌ای دیگر ازآسمان نازل شد که قدرت عظیم داشت و زمین به جلال او منور شد. bible_en_fa And he opened his mouth in blasphemy against God, to blaspheme his name, and his tabernacle, and them that dwell in heaven. و به آواز زورآورندا کرده، گفت: «منهدم شد، منهدم شد بابل عظیم! و او مسکن دیوها و ملاذ هر روح خبیث وملاذ هر مرغ ناپاک و مکروه گردیده است. bible_en_fa And it was given unto him to make war with the saints, and to overcome them: and power was given him over all kindreds, and tongues, and nations. زیراکه از خمر غضب آلود زنای او همه امت هانوشیده‌اند و پادشاهان جهان با وی زنا کرده‌اند وتجار جهان از کثرت عیاشی او دولتمندگردیده‌اند.» bible_en_fa And all that dwell upon the earth shall worship him, whose names are not written in the book of life of the Lamb slain from the foundation of the world. و صدایی دیگر از آسمان شنیدم که می‌گفت: «ای قوم من از میان او بیرون آیید، مبادادر گناهانش شریک شده، از بلاهایش بهره‌مندشوید. bible_en_fa If any man have an ear, let him hear. زیرا گناهانش تا به فلک رسیده و خدا ظلمهایش را به یاد آورده است. bible_en_fa He that leadeth into captivity shall go into captivity: he that killeth with the sword must be killed with the sword. Here is the patience and the faith of the saints. بدو رد کنیدآنچه را که او داده است و بحسب کارهایش دوچندان بدو جزا دهید و در‌پیاله‌ای که او آمیخته است، او را دو چندان بیامیزید. bible_en_fa And I beheld another beast coming up out of the earth; and he had two horns like a lamb, and he spake as a dragon. به اندازه‌ای که خویشتن را تمجید کرد و عیاشی نمود، به آنقدرعذاب و ماتم بدو دهید، زیرا که در دل خودمی گوید: به مقام ملکه نشسته‌ام و بیوه نیستم وماتم هرگز نخواهم دید. bible_en_fa And he exerciseth all the power of the first beast before him, and causeth the earth and them which dwell therein to worship the first beast, whose deadly wound was healed. لهذا بلایای او از مرگ وماتم و قحط در یک روز خواهد آمد و به آتش سوخته خواهد شد، زیرا که زورآور است، خداوند خدایی که بر او داوری می‌کند. bible_en_fa And he doeth great wonders, so that he maketh fire come down from heaven on the earth in the sight of men, آنگاه پادشاهان دنیا که با او زنا و عیاشی نمودند، چون دود سوختن او را بینند، گریه و ماتم خواهند کرد، bible_en_fa And deceiveth them that dwell on the earth by the means of those miracles which he had power to do in the sight of the beast; saying to them that dwell on the earth, that they should make an image to the beast, which had the wound by a sword, and did live. و از خوف عذابش دور ایستاده، خواهند گفت: وای وای، ای شهر عظیم، ای بابل، بلده زورآورزیرا که در یک ساعت عقوبت تو آمد. bible_en_fa And he had power to give life unto the image of the beast, that the image of the beast should both speak, and cause that as many as would not worship the image of the beast should be killed. «و تجار جهان برای او گریه و ماتم خواهندنمود، زیرا که از این پس بضاعت ایشان را کسی نمی خرد. bible_en_fa And he causeth all, both small and great, rich and poor, free and bond, to receive a mark in their right hand, or in their foreheads: بضاعت طلا و نقره و جواهر ومروارید و کتان نازک و ارغوانی و ابریشم و قرمز وعود قماری و هر ظرف عاج و ظروف چوب گرانبها و مس و آهن و مرمر، bible_en_fa And that no man might buy or sell, save he that had the mark, or the name of the beast, or the number of his name. و دارچینی وحماما و خوشبوی‌ها و مر و کندر و شراب وروغن و آرد میده و گندم و رمه‌ها و گله‌ها و اسبان و ارابه‌ها و اجساد و نفوس مردم. bible_en_fa Here is wisdom. Let him that hath understanding count the number of the beast: for it is the number of a man; and his number is Six hundred threescore and six. و حاصل شهوت نفس تو از تو گم شد و هر چیز فربه وروشن از تو نابود گردید و دیگر آنها را نخواهی یافت. bible_en_fa And I looked, and, lo, a Lamb stood on the mount Sion, and with him an hundred forty and four thousand, having his Father's name written in their foreheads. و تاجران این چیزها که از وی دولتمند شده‌اند، از ترس عذابش دور ایستاده، گریان وماتم‌کنان bible_en_fa And I heard a voice from heaven, as the voice of many waters, and as the voice of a great thunder: and I heard the voice of harpers harping with their harps: خواهند گفت: وای، وای، ای شهرعظیم که به کتان و ارغوانی و قرمز ملبس می‌بودی و به طلا و جواهر و مروارید مزین، زیرا در یک ساعت اینقدر دولت عظیم خراب شد. bible_en_fa And they sung as it were a new song before the throne, and before the four beasts, and the elders: and no man could learn that song but the hundred and forty and four thousand, which were redeemed from the earth. و هرناخدا و کل جماعتی که بر کشتیها می‌باشند وملاحان و هر‌که شغل دریا می‌کند دور ایستاده، bible_en_fa These are they which were not defiled with women; for they are virgins. These are they which follow the Lamb whithersoever he goeth. These were redeemed from among men, being the firstfruits unto God and to the Lamb. چون دود سوختن آن را دیدند، فریادکنان گفتند: کدام شهر است مثل این شهر بزرگ! bible_en_fa And in their mouth was found no guile: for they are without fault before the throne of God. وخاک بر سر خود ریخته، گریان و ماتم‌کنان فریادبرآورده، می‌گفتند: «وای، وای بر آن شهر عظیم که از آن هر‌که در دریا صاحب کشتی بود، ازنفایس او دولتمند گردید که در یک ساعت ویران گشت. bible_en_fa And I saw another angel fly in the midst of heaven, having the everlasting gospel to preach unto them that dwell on the earth, and to every nation, and kindred, and tongue, and people, «پس‌ای آسمان و مقدسان و رسولان و انبیاشادی کنید زیرا خدا انتقام شما را از او کشیده است.» bible_en_fa Saying with a loud voice, Fear God, and give glory to him; for the hour of his judgment is come: and worship him that made heaven, and earth, and the sea, and the fountains of waters. و یک فرشته زورآور سنگی چون سنگ آسیای بزرگ گرفته، به دریا انداخت و گفت: «چنین به یک صدمه، شهر بابل منهدم خواهدگردید و دیگر هرگز یافت نخواهد شد. bible_en_fa And there followed another angel, saying, Babylon is fallen, is fallen, that great city, because she made all nations drink of the wine of the wrath of her fornication. وصوت بربطزنان و مغنیان و نی‌زنان و کرنانوازان بعد از این در تو شنیده نخواهد شد و هیچ صنعتگر از هر صناعتی در تو دیگر پیدا نخواهدشد و باز صدای آسیا در تو شنیده نخواهدگردید، bible_en_fa And the third angel followed them, saying with a loud voice, If any man worship the beast and his image, and receive his mark in his forehead, or in his hand, و نور چراغ در تو دیگر نخواهد تابید وآواز عروس و داماد باز در تو شنیده نخواهدگشت زیرا که تجار تو اکابر جهان بودند و از جادوگری تو جمیع امت‌ها گمراه شدند.و درآن، خون انبیا و مقدسین و تمام مقتولان روی زمین یافت شد.» bible_en_fa The same shall drink of the wine of the wrath of God, which is poured out without mixture into the cup of his indignation; and he shall be tormented with fire and brimstone in the presence of the holy angels, and in the presence of the Lamb: و درآن، خون انبیا و مقدسین و تمام مقتولان روی زمین یافت شد.» bible_en_fa And the smoke of their torment ascendeth up for ever and ever: and they have no rest day nor night, who worship the beast and his image, and whosoever receiveth the mark of his name. و بعد از آن شنیدم چون آوازی بلند ازگروهی کثیر در آسمان که می‌گفتند: «هللویاه! نجات و جلال و اکرام و قوت از آن خدای ما است، bible_en_fa Here is the patience of the saints: here are they that keep the commandments of God, and the faith of Jesus. زیرا که احکام او راست و عدل است، چونکه داوری نمود بر فاحشه بزرگ که جهان را به زنای خود فاسد می‌گردانید و انتقام خون بندگان خود را از دست او کشید.» bible_en_fa And I heard a voice from heaven saying unto me, Write, Blessed are the dead which die in the Lord from henceforth: Yea, saith the Spirit, that they may rest from their labours; and their works do follow them. و بار دیگر گفتند: «هللویاه، و دودش تاابدالاباد بالا می‌رود!» bible_en_fa And I looked, and behold a white cloud, and upon the cloud one sat like unto the Son of man, having on his head a golden crown, and in his hand a sharp sickle. و آن بیست و چهار پیر و چهار حیوان به روی درافتاده، خدایی را که بر تخت نشسته است سجده نمودند و گفتند: «آمین، هللویاه!» bible_en_fa And another angel came out of the temple, crying with a loud voice to him that sat on the cloud, Thrust in thy sickle, and reap: for the time is come for thee to reap; for the harvest of the earth is ripe. و آوازی از تخت بیرون آمده، گفت: «حمدنمایید خدای ما را‌ای تمامی بندگان او وترسندگان او چه کبیر و چه صغیر.» bible_en_fa And he that sat on the cloud thrust in his sickle on the earth; and the earth was reaped. و شنیدم چون آواز جمعی کثیر و چون آوازآبهای فراوان و چون آواز رعدهای شدید که می‌گفتند: «هللویاه، زیرا خداوند خدای ما قادرمطلق، سلطنت گرفته است. bible_en_fa And another angel came out of the temple which is in heaven, he also having a sharp sickle. شادی و وجدنماییم و او را تمجید کنیم زیرا که نکاح بره رسیده است و عروس او خود را حاضر ساخته است. bible_en_fa And another angel came out from the altar, which had power over fire; and cried with a loud cry to him that had the sharp sickle, saying, Thrust in thy sharp sickle, and gather the clusters of the vine of the earth; for her grapes are fully ripe. وبه او داده شد که به کتان، پاک و روشن خود رابپوشاند، زیرا که آن کتان عدالتهای مقدسین است.» bible_en_fa And the angel thrust in his sickle into the earth, and gathered the vine of the earth, and cast it into the great winepress of the wrath of God. و مرا گفت: «بنویس: خوشابحال آنانی که به بزم نکاح بره دعوت شده‌اند.» و نیز مرا گفت که «این است کلام راست خدا.» bible_en_fa And the winepress was trodden without the city, and blood came out of the winepress, even unto the horse bridles, by the space of a thousand and six hundred furlongs. و نزد پایهایش افتادم تا او را سجده کنم. اوبه من گفت: «زنهار چنین نکنی زیرا که من با توهمخدمت هستم و با برادرانت که شهادت عیسی را دارند. خدا را سجده کن زیرا که شهادت عیسی روح نبوت است.» bible_en_fa And I saw another sign in heaven, great and marvellous, seven angels having the seven last plagues; for in them is filled up the wrath of God. و دیدم آسمان را گشوده و ناگاه اسبی سفیدکه سوارش امین و حق نام دارد و به عدل داوری وجنگ می‌نماید، bible_en_fa And I saw as it were a sea of glass mingled with fire: and them that had gotten the victory over the beast, and over his image, and over his mark, and over the number of his name, stand on the sea of glass, having the harps of God. و چشمانش چون شعله آتش و بر سرش افسرهای بسیار و اسمی مرقوم داردکه جز خودش هیچ‌کس آن را نمی داند. bible_en_fa And they sing the song of Moses the servant of God, and the song of the Lamb, saying, Great and marvellous are thy works, Lord God Almighty; just and true are thy ways, thou King of saints. وجامه‌ای خون آلود دربر دارد و نام او را «کلمه خدا» می‌خوانند. bible_en_fa Who shall not fear thee, O Lord, and glorify thy name? for thou only art holy: for all nations shall come and worship before thee; for thy judgments are made manifest. و لشکرهایی که درآسمانند، بر اسبهای سفید و به کتان سفید و پاک ملبس از عقب او می‌آمدند. bible_en_fa And after that I looked, and, behold, the temple of the tabernacle of the testimony in heaven was opened: و از دهانش شمشیری تیز بیرون می‌آید تا به آن امت‌ها را بزندو آنها را به عصای آهنین حکمرانی خواهد نمودو او چرخشت خمر غضب و خشم خدای قادرمطلق را زیر پای خود می‌افشرد. bible_en_fa And the seven angels came out of the temple, having the seven plagues, clothed in pure and white linen, and having their breasts girded with golden girdles. و بر لباس وران او نامی مرقوم است یعنی «پادشاه پادشاهان ورب‌الارباب». bible_en_fa And one of the four beasts gave unto the seven angels seven golden vials full of the wrath of God, who liveth for ever and ever. و دیدم فرشته‌ای را در آفتاب ایستاده که به آواز بلند تمامی مرغانی را که در آسمان پروازمی کنند، ندا کرده، می‌گوید: «بیایید و بجهت ضیافت عظیم خدا فراهم شوید. bible_en_fa And the temple was filled with smoke from the glory of God, and from his power; and no man was able to enter into the temple, till the seven plagues of the seven angels were fulfilled. تا بخورید گوشت پادشاهان و گوشت سپه سالاران و گوشت جباران و گوشت اسبها و سواران آنها و گوشت همگان را، چه آزاد و چه غلام، چه صغیر و چه کبیر.» bible_en_fa And I heard a great voice out of the temple saying to the seven angels, Go your ways, and pour out the vials of the wrath of God upon the earth. و دیدم وحش و پادشاهان زمین ولشکرهای ایشان را که جمع شده بودند تا بااسب‌سوار و لشکر او جنگ کنند. bible_en_fa And the first went, and poured out his vial upon the earth; and there fell a noisome and grievous sore upon the men which had the mark of the beast, and upon them which worshipped his image. و وحش گرفتار شد و نبی کاذب با وی که پیش او معجزات ظاهر می‌کرد تا به آنها آنانی را که نشان وحش رادارند و صورت او را می‌پرستند، گمراه کند. این هر دو، زنده به دریاچه آتش افروخته شده به کبریت انداخته شدند.و باقیان به شمشیری که از دهان اسب‌سوار بیرون می‌آمد کشته شدند وتمامی مرغان از گوشت ایشان سیر گردیدند. bible_en_fa And the second angel poured out his vial upon the sea; and it became as the blood of a dead man: and every living soul died in the sea. و باقیان به شمشیری که از دهان اسب‌سوار بیرون می‌آمد کشته شدند وتمامی مرغان از گوشت ایشان سیر گردیدند. bible_en_fa And the third angel poured out his vial upon the rivers and fountains of waters; and they became blood. و دیدم فرشته‌ای را که از آسمان نازل می شود و کلید هاویه را دارد و زنجیری بزرگ بر دست وی است. bible_en_fa And I heard the angel of the waters say, Thou art righteous, O Lord, which art, and wast, and shalt be, because thou hast judged thus. و اژدها یعنی مار قدیم را که ابلیس و شیطان می‌باشد، گرفتار کرده، او راتا مدت هزار سال در بند نهاد. bible_en_fa For they have shed the blood of saints and prophets, and thou hast given them blood to drink; for they are worthy. و او را به هاویه انداخت و در را بر او بسته، مهر کرد تا امت‌ها رادیگر گمراه نکند تا مدت هزار سال به انجام رسد؛ و بعد از آن می‌باید اندکی خلاصی یابد. bible_en_fa And I heard another out of the altar say, Even so, Lord God Almighty, true and righteous are thy judgments. و تختها دیدم و بر آنها نشستند و به ایشان حکومت داده شد و دیدم نفوس آنانی را که بجهت شهادت عیسی و کلام خدا سر بریده شدند و آنانی را که وحش و صورتش را پرستش نکردند و نشان او را بر پیشانی و دست خود نپذیرفتند که زنده شدند و با مسیح هزار سال سلطنت کردند. bible_en_fa And the fourth angel poured out his vial upon the sun; and power was given unto him to scorch men with fire. و سایر مردگان زنده نشدند تاهزار سال به اتمام رسید. این است قیامت اول. bible_en_fa And men were scorched with great heat, and blasphemed the name of God, which hath power over these plagues: and they repented not to give him glory. خوشحال و مقدس است کسی‌که از قیامت اول قسمتی دارد. بر اینها موت ثانی تسلط ندارد بلکه کاهنان خدا و مسیح خواهند بود و هزار سال با اوسلطنت خواهند کرد. bible_en_fa And the fifth angel poured out his vial upon the seat of the beast; and his kingdom was full of darkness; and they gnawed their tongues for pain, و چون هزار سال به انجام رسد، شیطان اززندان خود خلاصی خواهد یافت bible_en_fa And blasphemed the God of heaven because of their pains and their sores, and repented not of their deeds. تا بیرون رودو امت هایی را که در چهار زاویه جهانند، یعنی جوج و ماجوج را گمراه کند و ایشان را بجهت جنگ فراهم آورد که عدد ایشان چون ریگ دریاست. bible_en_fa And the sixth angel poured out his vial upon the great river Euphrates; and the water thereof was dried up, that the way of the kings of the east might be prepared. و بر عرصه جهان برآمده، لشکرگاه مقدسین و شهر محبوب را محاصره کردند. پس آتش از جانب خدا از آسمان فرو ریخته، ایشان رابلعید. bible_en_fa And I saw three unclean spirits like frogs come out of the mouth of the dragon, and out of the mouth of the beast, and out of the mouth of the false prophet. و ابلیس که ایشان را گمراه می‌کند، به دریاچه آتش و کبریت انداخته شد، جایی که وحش و نبی کاذب هستند؛ و ایشان تا ابدالابادشبانه‌روز عذاب خواهند کشید. bible_en_fa For they are the spirits of devils, working miracles, which go forth unto the kings of the earth and of the whole world, to gather them to the battle of that great day of God Almighty. و دیدم تختی بزرگ سفید و کسی را بر آن نشسته که از روی وی آسمان و زمین گریخت وبرای آنها جایی یافت نشد. bible_en_fa Behold, I come as a thief. Blessed is he that watcheth, and keepeth his garments, lest he walk naked, and they see his shame. و مردگان را خرد وبزرگ دیدم که پیش تخت ایستاده بودند؛ و دفترهارا گشودند. پس دفتری دیگر گشوده شد که دفترحیات‌است و بر مردگان داوری شد، بحسب اعمال ایشان از آنچه در دفترها مکتوب است. bible_en_fa And he gathered them together into a place called in the Hebrew tongue Armageddon. و دریا مردگانی را که در آن بودند باز داد؛ و موت و عالم اموات مردگانی را که در آنها بودندباز دادند؛ و هر یکی بحسب اعمالش حکم یافت. bible_en_fa And the seventh angel poured out his vial into the air; and there came a great voice out of the temple of heaven, from the throne, saying, It is done. و موت و عالم اموات به دریاچه آتش انداخته شد. این است موت ثانی، یعنی دریاچه آتش.و هر‌که در دفتر حیات مکتوب یافت نشد، به دریاچه آتش افکنده گردید. bible_en_fa And there were voices, and thunders, and lightnings; and there was a great earthquake, such as was not since men were upon the earth, so mighty an earthquake, and so great. و هر‌که در دفتر حیات مکتوب یافت نشد، به دریاچه آتش افکنده گردید. bible_en_fa And the great city was divided into three parts, and the cities of the nations fell: and great Babylon came in remembrance before God, to give unto her the cup of the wine of the fierceness of his wrath. و دیدم آسمانی جدید و زمینی جدید، چونکه آسمان اول و زمین اول درگذشت و دریا دیگر نمی باشد. bible_en_fa And every island fled away, and the mountains were not found. و شهر مقدس اورشلیم جدید را دیدم که از جانب خدا ازآسمان نازل می‌شود، حاضر شده چون عروسی که برای شوهر خود آراسته است. bible_en_fa And there fell upon men a great hail out of heaven, every stone about the weight of a talent: and men blasphemed God because of the plague of the hail; for the plague thereof was exceeding great. و آوازی بلنداز آسمان شنیدم که می‌گفت: «اینک خیمه خدا باآدمیان است و با ایشان ساکن خواهد بود و ایشان قوم های او خواهند بود و خود خدا با ایشان خدای ایشان خواهد بود. bible_en_fa And there came one of the seven angels which had the seven vials, and talked with me, saying unto me, Come hither; I will shew unto thee the judgment of the great whore that sitteth upon many waters: و خدا هر اشکی ازچشمان ایشان پاک خواهد کرد. و بعد از آن موت نخواهد بود و ماتم و ناله و درد دیگر رو نخواهدنمود زیرا که چیزهای اول درگذشت.» bible_en_fa With whom the kings of the earth have committed fornication, and the inhabitants of the earth have been made drunk with the wine of her fornication. و آن تخت‌نشین گفت: «الحال همه‌چیز را نومی سازم.» و گفت: «بنویس، زیرا که این کلام امین و راست است.» bible_en_fa So he carried me away in the spirit into the wilderness: and I saw a woman sit upon a scarlet coloured beast, full of names of blasphemy, having seven heads and ten horns. باز مرا گفت: «تمام شد! من الف و یا و ابتدا وانتها هستم. من به هر‌که تشنه باشد، از چشمه آب حیات، مفت خواهم داد. bible_en_fa And the woman was arrayed in purple and scarlet colour, and decked with gold and precious stones and pearls, having a golden cup in her hand full of abominations and filthiness of her fornication: و هر‌که غالب آید، وارث همه‌چیز خواهد شد، و او را خدا خواهم بود و او مرا پسر خواهد بود. bible_en_fa And upon her forehead was a name written, MYSTERY, BABYLON THE GREAT, THE MOTHER OF HARLOTS AND ABOMINATIONS OF THE EARTH. لکن ترسندگان و بی ایمانان و خبیثان و قاتلان و زانیان و جادوگران و بت‌پرستان و جمیع دروغگویان، نصیب ایشان در دریاچه افروخته شده به آتش و کبریت خواهدبود. این است موت ثانی.» bible_en_fa And I saw the woman drunken with the blood of the saints, and with the blood of the martyrs of Jesus: and when I saw her, I wondered with great admiration. و یکی از آن هفت فرشته که هفت پیاله پر ازهفت بلای آخرین را دارند، آمد و مرا مخاطب ساخته، گفت: «بیا تا عروس منکوحه بره را به تونشان دهم.» bible_en_fa And the angel said unto me, Wherefore didst thou marvel? I will tell thee the mystery of the woman, and of the beast that carrieth her, which hath the seven heads and ten horns. آنگاه مرا در روح، به کوهی بزرگ بلند برد و شهر مقدس اورشلیم را به من نمود که از آسمان از جانب خدا نازل می‌شود، bible_en_fa The beast that thou sawest was, and is not; and shall ascend out of the bottomless pit, and go into perdition: and they that dwell on the earth shall wonder, whose names were not written in the book of life from the foundation of the world, when they behold the beast that was, and is not, and yet is. و جلال خدا را دارد و نورش مانند جواهر گرانبها، چون یشم بلورین. bible_en_fa And here is the mind which hath wisdom. The seven heads are seven mountains, on which the woman sitteth. و دیواری بزرگ و بلند دارد ودوازده دروازه دارد و بر سر دروازه‌ها دوازده فرشته و اسم‌ها بر ایشان مرقوم است که نامهای دوازده سبط بنی‌اسرائیل باشد. bible_en_fa And there are seven kings: five are fallen, and one is, and the other is not yet come; and when he cometh, he must continue a short space. از مشرق سه دروازه و از شمال سه دروازه و از جنوب سه دروازه و از مغرب سه دروازه. bible_en_fa And the beast that was, and is not, even he is the eighth, and is of the seven, and goeth into perdition. و دیوار شهردوازده اساس دارد و بر آنها دوازده اسم دوازده رسول بره است. bible_en_fa And the ten horns which thou sawest are ten kings, which have received no kingdom as yet; but receive power as kings one hour with the beast. و آن کس که با من تکلم می‌کرد، نی طلاداشت تا شهر و دروازه هایش و دیوارش رابپیماید. bible_en_fa These have one mind, and shall give their power and strength unto the beast. و شهر مربع است که طول و عرضش مساوی است و شهر را به آن نی پیموده، دوازده هزار تیر پرتاب یافت و طول و عرض وبلندی‌اش برابر است. bible_en_fa These shall make war with the Lamb, and the Lamb shall overcome them: for he is Lord of lords, and King of kings: and they that are with him are called, and chosen, and faithful. و دیوارش را صد و چهل و چهارذراع پیمود، موافق ذراع انسان، یعنی فرشته. bible_en_fa And he saith unto me, The waters which thou sawest, where the whore sitteth, are peoples, and multitudes, and nations, and tongues. وبنای دیوار آن از یشم بود و شهر از زر خالص چون شیشه مصفی بود. bible_en_fa And the ten horns which thou sawest upon the beast, these shall hate the whore, and shall make her desolate and naked, and shall eat her flesh, and burn her with fire. و بنیاد دیوار شهر به هر نوع جواهر گرانبها مزین بود که بنیاد اول، یشم و دوم، یاقوت کبود و سوم، عقیق سفید و چهارم، زمرد bible_en_fa For God hath put in their hearts to fulfil his will, and to agree, and give their kingdom unto the beast, until the words of God shall be fulfilled. و پنجم، جزع عقیقی و ششم، عقیق وهفتم، زبرجد و هشتم، زمرد سلقی و نهم، طوپاز ودهم، عقیق اخضر و یازدهم، آسمانجونی ودوازدهم، یاقوت بود. bible_en_fa And the woman which thou sawest is that great city, which reigneth over the kings of the earth. و دوازده دروازه، دوازده مروارید بود، هر دروازه از یک مروارید وشارع عام شهر، از زر خالص چون شیشه شفاف. bible_en_fa And after these things I saw another angel come down from heaven, having great power; and the earth was lightened with his glory. و در آن هیچ قدس ندیدم زیرا خداوندخدای قادر مطلق و بره قدس آن است. bible_en_fa And he cried mightily with a strong voice, saying, Babylon the great is fallen, is fallen, and is become the habitation of devils, and the hold of every foul spirit, and a cage of every unclean and hateful bird. و شهراحتیاج ندارد که آفتاب یا ماه آن را روشنایی دهدزیرا که جلال خدا آن را منور می‌سازد و چراغش بره است. bible_en_fa For all nations have drunk of the wine of the wrath of her fornication, and the kings of the earth have committed fornication with her, and the merchants of the earth are waxed rich through the abundance of her delicacies. و امت‌ها در نورش سالک خواهندبود و پادشاهان جهان، جلال و اکرام خود را به آن خواهند درآورد. bible_en_fa And I heard another voice from heaven, saying, Come out of her, my people, that ye be not partakers of her sins, and that ye receive not of her plagues. و دروازه هایش در روز بسته نخواهد بود زیرا که شب در آنجا نخواهد بود. bible_en_fa For her sins have reached unto heaven, and God hath remembered her iniquities. و جلال و عزت امت‌ها را به آن داخل خواهندساخت.و چیزی ناپاک یا کسی‌که مرتکب عمل زشت یا دروغ شود، هرگز داخل آن نخواهدشد، مگر آنانی که در دفتر حیات بره مکتوبند. bible_en_fa Reward her even as she rewarded you, and double unto her double according to her works: in the cup which she hath filled fill to her double. و چیزی ناپاک یا کسی‌که مرتکب عمل زشت یا دروغ شود، هرگز داخل آن نخواهدشد، مگر آنانی که در دفتر حیات بره مکتوبند. bible_en_fa How much she hath glorified herself, and lived deliciously, so much torment and sorrow give her: for she saith in her heart, I sit a queen, and am no widow, and shall see no sorrow. و نهری از آب حیات به من نشان داد که درخشنده بود، مانند بلور و از تخت خدا و بره جاری می‌شود. bible_en_fa Therefore shall her plagues come in one day, death, and mourning, and famine; and she shall be utterly burned with fire: for strong is the Lord God who judgeth her. و در وسط شارع عام آن و بر هر دو کناره نهر، درخت حیات را که دوازده میوه می‌آورد یعنی هر ماه میوه خود رامی دهد؛ و برگهای آن درخت برای شفای امت هامی باشد. bible_en_fa And the kings of the earth, who have committed fornication and lived deliciously with her, shall bewail her, and lament for her, when they shall see the smoke of her burning, و دیگر هیچ لعنت نخواهد بود و تخت خدا و بره در آن خواهد بود و بندگانش او راعبادت خواهند نمود. bible_en_fa Standing afar off for the fear of her torment, saying, Alas, alas, that great city Babylon, that mighty city! for in one hour is thy judgment come. و چهره او را خواهنددید و اسم وی بر پیشانی‌ایشان خواهد بود. bible_en_fa And the merchants of the earth shall weep and mourn over her; for no man buyeth their merchandise any more: ودیگر شب نخواهد بود و احتیاج به چراغ و نورآفتاب ندارند، زیرا خداوند خدا بر ایشان روشنایی می‌بخشد و تا ابدالاباد سلطنت خواهندکرد. bible_en_fa The merchandise of gold, and silver, and precious stones, and of pearls, and fine linen, and purple, and silk, and scarlet, and all thyine wood, and all manner vessels of ivory, and all manner vessels of most precious wood, and of brass, and iron, and marble, و مرا گفت: «این کلام امین و راست است وخداوند خدای ارواح انبیا، فرشته خود را فرستادتا به بندگان خود آنچه را که زود می‌باید واقع شود، نشان دهد.» bible_en_fa And cinnamon, and odours, and ointments, and frankincense, and wine, and oil, and fine flour, and wheat, and beasts, and sheep, and horses, and chariots, and slaves, and souls of men. «و اینک به زودی می‌آیم. خوشابحال کسی‌که کلام نبوت این کتاب را نگاه دارد.» bible_en_fa And the fruits that thy soul lusted after are departed from thee, and all things which were dainty and goodly are departed from thee, and thou shalt find them no more at all. و من، یوحنا، این امور را شنیدم و دیدم وچون شنیدم و دیدم، افتادم تا پیش پایهای آن فرشته‌ای که این امور را به من نشان داد سجده کنم. bible_en_fa The merchants of these things, which were made rich by her, shall stand afar off for the fear of her torment, weeping and wailing, او مرا گفت: «زنهار نکنی، زیرا که همخدمت با تو هستم و با انبیا یعنی برادرانت و باآنانی که کلام این کتاب را نگاه دارند. خدا راسجده کن.» bible_en_fa And saying, Alas, alas, that great city, that was clothed in fine linen, and purple, and scarlet, and decked with gold, and precious stones, and pearls! و مرا گفت: «کلام نبوت این کتاب را مهر مکن زیرا که وقت نزدیک است. bible_en_fa For in one hour so great riches is come to nought. And every shipmaster, and all the company in ships, and sailors, and as many as trade by sea, stood afar off, هر‌که ظالم است، باز ظلم کند و هر‌که خبیث است، بازخبیث بماند و هر‌که عادل است، باز عدالت کند وهر‌که مقدس است، باز مقدس بشود.» bible_en_fa And cried when they saw the smoke of her burning, saying, What city is like unto this great city! «و اینک به زودی می‌آیم و اجرت من با من است تا هر کسی را بحسب اعمالش جزا دهم. bible_en_fa And they cast dust on their heads, and cried, weeping and wailing, saying, Alas, alas, that great city, wherein were made rich all that had ships in the sea by reason of her costliness! for in one hour is she made desolate. من الف و یاء و ابتدا و انتها و اول و آخر هستم bible_en_fa Rejoice over her, thou heaven, and ye holy apostles and prophets; for God hath avenged you on her. خوشابحال آنانی که رختهای خود رامی شویند تا بر درخت حیات اقتدار یابند و به دروازه های شهر درآیند، bible_en_fa And a mighty angel took up a stone like a great millstone, and cast it into the sea, saying, Thus with violence shall that great city Babylon be thrown down, and shall be found no more at all. زیرا که سگان وجادوگران و زانیان و قاتلان و بت‌پرستان و هر‌که دروغ را دوست دارد و بعمل آورد، بیرون می‌باشند. bible_en_fa And the voice of harpers, and musicians, and of pipers, and trumpeters, shall be heard no more at all in thee; and no craftsman, of whatsoever craft he be, shall be found any more in thee; and the sound of a millstone shall be heard no more at all in thee; من عیسی فرشته خود را فرستادم تاشما را در کلیساها بدین امور شهادت دهم. من ریشه و نسل داود و ستاره درخشنده صبح هستم.» bible_en_fa And the light of a candle shall shine no more at all in thee; and the voice of the bridegroom and of the bride shall be heard no more at all in thee: for thy merchants were the great men of the earth; for by thy sorceries were all nations deceived. و روح و عروس می‌گویند: «بیا!» و هر‌که می‌شنود بگوید: «بیا!» و هر‌که تشنه باشد، بیاید وهر‌که خواهش دارد، از آب حیات بی‌قیمت بگیرد. bible_en_fa And in her was found the blood of prophets, and of saints, and of all that were slain upon the earth. زیرا هر کس را که کلام نبوت این کتاب را بشنود، شهادت می‌دهم که اگر کسی بر آنهابیفزاید، خدا بلایای مکتوب در این کتاب را بروی خواهد افزود. bible_en_fa And after these things I heard a great voice of much people in heaven, saying, Alleluia; Salvation, and glory, and honour, and power, unto the Lord our God: و هر گاه کسی از کلام این نبوت چیزی کم کند، خدا نصیب او را از درخت حیات و از شهر مقدس و از چیزهایی که در این کتاب نوشته است، منقطع خواهد کرد.او که بر این امور شاهد است، می‌گوید: «بلی، به زودی می‌آیم!»آمین. بیا، ای خداوند عیسی! bible_en_fa For true and righteous are his judgments: for he hath judged the great whore, which did corrupt the earth with her fornication, and hath avenged the blood of his servants at her hand. او که بر این امور شاهد است، می‌گوید: «بلی، به زودی می‌آیم!»آمین. بیا، ای خداوند عیسی! bible_en_fa a sure sign with him of mental agitation. این نشان قاطعی از هیجان وی بود شروع به قدم زدن در اتاق کرد. mizan_test_en_fa ;Cesare, you are worried about this affair,; she said at last. عاقبت گفت: سزار! تو از این موضوع نگران شده‌ای؛ mizan_test_en_fa ;I am very sorry you feel so despondent over it; بسیار متأسفم که نسبت به آن احساس بی اعتمادی می‌کنی؛ mizan_test_en_fa but I could decide only as seemed right to me.; اما من فقط بدان علت نتوانستم تصمیم بگیرم که آن کار به نظرم صحیح رسید. mizan_test_en_fa ;It is not the affair,; he answered, sullenly; ;I know nothing about it, مارتینی، با اخم، پاسخ داد: به خاطر آن موضوع نیست، من در آن باره چیزی نمی‌دانم؛ mizan_test_en_fa and it probably is all right, once you have consented to go into it. هنگامی که تو قبول می‌کنی در کاری شرکت جویی قطعا کاملا درست است. mizan_test_en_fa ;Dear Cesare, I can't keep clear of him; and I can't explain to you why. سزار عزیز، من نمی‌توانم از او پرهیز کنم؛ علتش را هم نمی‌توانم برایت توضیح دهم، mizan_test_en_fa We are tied together not by any wish or doing of our own.; ما به یکدیگر وابسته‌ایم؛ نه به سبب تمایل و اراده خودمان. mizan_test_en_fa Gemma had introduced him to a young Englishman there, a shipping agent of liberal views, جما او را به یک مرد جوان انگلیسی که نماینده سرویس کشتیرانی بود و تمایلات آزادیخواهانه داشت معرفی کرد. mizan_test_en_fa whom she and her husband had known in England. جما و شوهرش در انگلستان با این مرد جوان آشنا شده بودند. mizan_test_en_fa He had on several occasions performed little services for the Florentine radicals: این شخص، در چند مورد، خدمات کوچکی برای رادیکال‌های فلورانس انجام داده بود: mizan_test_en_fa had lent money to meet an unforeseen emergency, had allowed his business address to be used for the party's letters, etc. پول وام داد تا یک احتیاج پیش بینی نشده رفع گردد، اجازه داد از آدرس تجارتی‌اش برای ارسال نامه‌های حزبی استفاده شود و از این قبیل. mizan_test_en_fa To ask a friendly sympathizer to lend his address for letters from Sicily or to keep a few documents in a corner of his counting house safe was one thing; درخواست از یک هواخواه صمیمی برای در اختیار گذاردن آدرسش جهت نامه‌هایی که از سیسیل می‌رسید یا محفوظ نگاه داشتن چند سند در گوشه‌ای از دفترخانه‌اش، مطلبی، mizan_test_en_fa to ask him to smuggle over a transport of firearms for an insurrection was another; و درخواست از او برای حمل اسلحه گرم جهت یک قیام مسلحانه مطلبی دیگر بود؛ mizan_test_en_fa and she had very little hope of his consenting. جما نیز نسبت به موافقت او امید بسیار کمی داشت. mizan_test_en_fa perhaps at a pinch he would lend you his passport or hide a fugitive in his cellar; احتمال داشت در یک لحظه بحرانی گذرنامه خود را در اختیارتان بگذارد یا پناهنده‌ای را در انبارش پنهان سازد؛ mizan_test_en_fa but if you mention such a thing as rifles he will stare at you and think we're both demented.; ولی اگر چیزی از قبیل تفنگ یادآورش شوید، به شما خواهد نگریست و فکر می‌کند که هر دوی ما دیوانه شده‌ایم. mizan_test_en_fa ;Are you a bad sailor? ; she asked quickly, remembering how Arthur had suffered from sea sickness one day when her father had taken them both for a pleasure trip. جما با به یاد آوردن اینکه، چگونه آرتور در یک گردش تفریحی که پدرش آن دو را همراه برده بود بر اثر دریازدگی ناراحت شد، بسرعت پرسید: در دریا دچار ناراحتی می‌شوید؟ mizan_test_en_fa ;But I can't conceive how you managed to get their consent; ولی من نمی‌توانم تصور کنم که شما چگونه توانسته‌اید رضایت آنان را جلب کنید؛ mizan_test_en_fa Williams, too; the last man I should have thought of.; مخصوصا ویلیامز؛ او آخرین مردی بود که به فکر می‌رسید. mizan_test_en_fa When the Gadfly reached his lodgings the sun had set, هنگامی که خرمگس به خانه‌اش رسید، آفتاب غروب کرده بود mizan_test_en_fa and the blossoming pyrus japonica that hung over the garden wall looked dark in the fading light. و Pyrus Japonica پرشکوفه، که روی دیوار باغ معلق بود، در پرتوی که رفته رفته ضعیف می‌شد تیره می‌نمود. mizan_test_en_fa His first impulse was to ask her sharply what business she had in his study; اولین فکری که از ذهنش گذشت این بود که، با خشونت، علت ورود او را به اتاق کار جویا شود؛ mizan_test_en_fa but, remembering that he had not seen her for three weeks, he held out his hand and said, rather frigidly: ;Good evening, Zita; how are you?; اما پس از آنکه به یاد آورد مدت سه هفته او را ندیده است، دستش را پیش برد و با لحن نسبتا سردی گفت: عصر بخیر زیتا؛ حالت چه طور است؟ mizan_test_en_fa The next instant the door was flung wide open, and the collie, rushing into the room, لحظه‌ای بعد، در با صدا باز شد و سگ گله شتابان داخل گردید، mizan_test_en_fa performed an ecstatic dance round him, barking and whining with delight. در حالی که از شوق گرد او می‌رقصید، پارس می‌کرد و از شعف زوزه می‌کشید. mizan_test_en_fa When he came into Zita's dining room she was standing before a mirror, fastening one of the sprays into her dress. هنگامی که خرمگس به اتاق غذاخوری زیتا وارد شد، او را دید که در مقابل آینه ایستاده است و یک شاخه از گل‌ها را به لباس خود می‌زند. mizan_test_en_fa She had apparently made up her mind to be good humoured, and came up to him with a little cluster of crimson buds tied together. زیتا ظاهرا تصمیم گرفته بود خوش اخلاق باشد؛ بنابراین، با دسته کوچکی از غنچه‌های سرخ به هم بسته به سوی او آمد: ا mizan_test_en_fa ;Here is a buttonhole for you; let me put it in your coat.; ین گل مال توست؛ بگذار آن را به سینه‌ات بزنم. mizan_test_en_fa Her evident joy at his return somewhat embarrassed him; شادی آشکار زیتا از بازگشت او، کمی آشفته‌اش ساخت؛ mizan_test_en_fa he had grown so accustomed to the idea that she led her own life apart from his, among such friends and companions او به این فکر که زیتا زندگی خود را، جدا از او، در میان دوستان و معاشران هم مشربش می‌گذراند mizan_test_en_fa as were congenial to her, that it had never occurred to him to imagine her as missing him. چنان خو گرفته بود که هرگز از خاطرش نمی‌گذشت زیتا در فراق خود مجسم کند. mizan_test_en_fa ; The Gadfly sipped his coffee and ate his burnt almonds with the grave and concentrated enjoyment of a cat drinking cream. خرمگس با لذت شدید گربه‌ای که سرشیر می‌خورد، قهوه‌اش را نوشید و بادام سوخته‌هایش را خورد. mizan_test_en_fa ;How nice it is to come back to d decent coffee, after the s s stuff one gets at Leghorn! ; he said in his purring drawl. با لحن کشدار و نرمش گفت: چه خوب است که انسان پس از خوردن آن آ آ آشغال‌های لگهورن، بار دیگر به یک قهوه خو خوب برسد! mizan_test_en_fa She had fiercely torn off a handful of the climber from the pillar, زیتا که با عصبانیت مشتی از پیچک روی ستون را کنده بود، mizan_test_en_fa You are going into danger,; she repeated; ;and you won't even say so honestly! می‌خواهی به کار خطرناکی دست بزنی؛ حتی صادقانه نمی‌خواهی این را بگویی! mizan_test_en_fa She began to sing the old Hungarian ballad of the man زیتا به خواندن یک بالاد قدیمی مجارستانی پرداخت. mizan_test_en_fa who loses first his horse, then his home, and then his sweetheart, and consoles himself with the reflection that ;more was lost at Mohacz field. این بالاد، داستان مردی بود که ابتدا اسب، سپس خانه، و بعد معشوقش را از دست می‌دهد؛ آنگاه خود را با این اندیشه که در نبرد موهاچ، بیش از این از دست رفته است، خود را تسلی می‌دهد. mizan_test_en_fa ; The song was one of the Gadfly's especial favourites; این ترانه یکی از ترانه‌های مورد علاقه خرمگس بود؛ mizan_test_en_fa its fierce and tragic melody and the bitter stoicism of the refrain appealed to him as no softer music ever did. ملودی تند و غم انگیز آن، برگردان حاکی از شکیبایی تلخ آن، چنان بر دل او می‌نشست که هیچ موزیک لطیفی این کار را نمی‌کرد. mizan_test_en_fa ;We will talk about that afterwards,; he said, gently extricating himself from the clinging arms. خرمگس، ضمن آنکه خود را آرام از آن بازوان سمج رها می‌ساخت، گفت: بعدا در آن باره صحبت می‌کنیم؛ mizan_test_en_fa ;Tell me first what has upset you so. اول به من بگو از چه این همه آشفته شدی. mizan_test_en_fa ;You will get killed,; she whispered at last. عاقبت به نجوا گفت: تو کشته خواهی شد؛ mizan_test_en_fa ;I heard one of those men that come here say the other day that you will get into trouble and when I ask you about it you laugh at me!; یکی از مردانی که اینجا می‌آیند، آن روز می‌گفت که تو به خطر خواهی افتاد، وقتی هم که از تو می‌پرسم به من می‌خندی! mizan_test_en_fa Very likely I shall get killed some day that is the natural consequence of being a revolutionist. احتمال زیاد دارد که من روزی کشته شوم سرنوشت طبیعی یک انقلابی همین است mizan_test_en_fa But there is no reason to suppose I am g g going to get killed just now. اما هیچ دلیلی برای این فکر که من اکنون می‌خواهم خود را به کشتن دهم وجود ندارد. mizan_test_en_fa If you loved me you wouldn't go off this way and leave me to lie awake at night, اگر تو مرا دوست داشتی به این راه نمی‌رفتی و نمی‌گذاشتی که شب‌ها بیدار بمانم mizan_test_en_fa wondering whether you're arrested, or dream you are dead whenever I go to sleep. و متحیر باشم که آیا بازداشت شده‌ای؛ و یا هر گاه که به خواب بروم در خواب ببینم که تو مرده‌ای. mizan_test_en_fa Try to tell me plainly what is troubling you ; سعی کن بی پرده به من بگویی که چه چیز مشوشت ساخته است؛ mizan_test_en_fa and then, if there is any misunderstanding, we may be able to clear it up.; و بعد اگر سوء تفاهمی وجود داشت شاید بتوانیم آن را برطرف سازیم. mizan_test_en_fa if I had thought that you disliked me, or felt any repulsion to the thing, اگر فکر می‌کردم که از من بدت می‌آید و یا نسبت به این مسئله احساس تنفر می‌کنی، mizan_test_en_fa I would never have suggested it, or taken advantage of your position to persuade you to it. هرگز آن را به تو پیشنهاد نمی‌نمودم و یا از موقعیت تو در وادار ساختنت به قبول آن استفاده نمی‌کردم. mizan_test_en_fa I have never done that to any woman in my life, and I have never told a woman a lie about my feeling for her. در زندگی هرگز این کار را نسبت به زنی مرتکب نشده‌ام، هیچ گاه به زنی در مورد احساسی که نسبت به او داشته‌ام دروغ نگفته‌ام. mizan_test_en_fa that if a man is alone in the world and feels the need of of a woman's presence about him, خرمگس ادامه داد: نظر من این بود که اگر مردی در جهان تن‌هاست و نیاز به به وجود زنی را در پیرامون خود احساس می‌کند mizan_test_en_fa and if he can find a woman who is attractive to him and to whom he is not repulsive و اگر می‌تواند زنی را بیابد که آن زن به چشمش زیبا بیاید و خود، نفرت او را بر نیانگیزد، mizan_test_en_fa , he has a right to accept, in a grateful and friendly spirit, such pleasure as that woman is willing to give him, without entering into any closer bond. محق است با روحی سپاسگزار و صمیمی چنین لذتی را که آن زن می‌خواهد به او بدهد، بی آنکه داخل شدن در پیوند نزدیکتری را بپذیرد. mizan_test_en_fa I merely thought that the connexion would be a pleasant and harmless one for both of us, فقط فکر می‌کردم که این پیوند برای هر دوی ما لذت بخش و بی زیان خواهد بود؛ و هر دو این آزادی را خواهیم داشت mizan_test_en_fa and that either was free to break it as soon as it became irksome. که به مجرد ملال آور شدنش، آن را بگسلم. mizan_test_en_fa Instantly she started up and flung her arms round him. زیتا بلافاصله از جا پرید و دست‌هایش را بر گردن او انداخت: mizan_test_en_fa ;Felice, come away with me! فلیس، بیا با هم از اینجا برویم؛ mizan_test_en_fa Come away from this dreadful country and all these people and their politics! این کشور مخوف و این مردم و سیاست‌هایشان را رها کن! mizan_test_en_fa The physical horror of association startled him back into self control; وحشت جسمی از یاد آوری گذشته او را وادار ساخت که تسلط بر خود را بازیابد؛ mizan_test_en_fa he unclasped her hands from his neck and held them in a steady grasp. ;Zita! دست‌های زیتا را از گردن باز کرد و محکم در دست گرفت: زیتا! mizan_test_en_fa The Gadfly spread his arms on the table, and laid his face upon them, like a man overcome with fatigue or wine; خرمگس بازوهایش را روی میز قرار داد و همچون مردی که خستگی یا شراب او را از پا در انداخته باشد، صورتش را بر آن‌ها نهاد؛ mizan_test_en_fa and the dangerous new comer in the blue jacket, glancing swiftly round, saw only two farmers discussing their crops over a flask of wine and a sleepy mountaineer with his head on the table. بنابراین تازه وارد خطرناک که نیم تنه آبی پوشیده بود با نگاهی سریع به اطراف، جز یک کوه نشین خواب آلود که سر روی میز نهاده و دو زارع که با ظرفی شراب درباره محصولشان گفت و گو می‌کردند، کس دیگری را ندید. mizan_test_en_fa the owner of the blue jacket apparently made up his mind that nothing could be gained by listening; صاحب نیم تنه آبی نیز ظاهرا به این نتیجه رسیده بود که از گوش دادن مطلبی دستگیرش نمی‌شود؛ mizan_test_en_fa for he drank his wine at a gulp and sauntered into the outer room. بنابراین شرابش را به یک جرعه نوشید و بدون هدف به اتاق دیگر رفت. mizan_test_en_fa ;Ah! ; interposed the man called Gino; ;but it's more than that. آه! مردی که جینو نام داشت دخالت کرد: از آن هم بالاتر؛ mizan_test_en_fa He doesn't only give away money; he spends his whole life in looking after the poor, and seeing the sick are properly treated, and hearing complaints and grievances from morning till night. نه تنها پول می‌دهد بلکه از صبح تا شام، همه زندگی خود را صرف مراقبت از مستمندان، رسیدگی به بیماران و شنیدن شکایات و تظلمات می‌کند. mizan_test_en_fa The people like to buy those things and ask the Cardinal to touch them مردم علاقه دارند که این چیزها را بخرند و به کاردینال بدهند تا تبرک کند، mizan_test_en_fa ; then they put them round their babies' necks to keep off the evil eye.; بعد آن‌ها را به گردن کودک شیرخوار خود بیاویزند تا از چشم بد محفوظش دارند. mizan_test_en_fa He fell ill in Ancona last year, and one of our friends took him on board a trading vessel out of charity, سال گذشته در آنکونا بیمار شد و یکی از دوستان ما از راه نوع دوستی او را به یک کشتی تجارتی سوار و در ونیز، جایی که دوستانی داشت، mizan_test_en_fa and set him down in Venice, where he had friends, and he left his papers with us to show his gratitude. They will just do for you.; چپیاده‌اش کرد، او نیز اوراق رسمی خود را، به نشان سپاسگزاری‌اش، برای ما به جای گذاشت؛ این‌ها درست مناسب توست. mizan_test_en_fa ;Yes; but a white beard and wig will set that right, and the description suits you to perfection in every other respect. آری؛ اما یک ریش و موی مصنوعی سفید، کار آن را خواهد کرد، و بقیه مشخصات نیز از هر نظر کاملا با تو مطابقت دارد. mizan_test_en_fa He was an old soldier, with a lame foot and a sabre cut across the face like yours; او سرباز پیری بود که یک پای لنگ و مانند زخم شمشیری بر گونه داشت؛ mizan_test_en_fa and then his being a Spaniard, too you see, if you meet any Spanish pilgrims, you can talk to them all right.; همچنین اسپانیایی بود می‌بینی، اگر با زایران اسپانیایی برخورد کردی براحتی می‌توانی به زان اسپانیایی تکلم کنی. mizan_test_en_fa Well, you all wait there for him to come out and give his benediction, and Domenichino will come up with his basket and say: خوب! شما همه به انتظار او خواهید ماند تا بیرون بیاید و برایتان دعای خیر کند؛ دومینیکینو نیز با سبدش به نزد تو می‌آید و می‌گوید: mizan_test_en_fa 'Are you one of the pilgrims, father? پدر! شما زایر هستید؟ mizan_test_en_fa The Gadfly, sitting on the steps of the episcopal palace, خرمگس در حالی که روی پله‌های قصر اسقفی نشسته بود؛ mizan_test_en_fa looked up from under his ragged white locks, and gave the password in a husky, trembling voice, with a strong foreign accent. از زیر طره‌های سفید و ژولیده سر برداشت و با لهجه‌ای کاملا بیگانه و صدایی گرفته و لرزان، علامت تماس را به او داد. mizan_test_en_fa The crowd of peasants and pilgrims sitting on the steps and lounging about the market place was taking no notice of them انبوه دهقانان و زایران که روی پله‌ها نشسته بودند و در اطراف بازار پرسه می‌زدند، هیچ گونه توجهی به آن نداشتند؛ mizan_test_en_fa , but for precaution's sake they kept up a desultory conversation, ولی آن دو، برای احتیاط به گفتگوهای بیهوده‌ای ادامه دادند. mizan_test_en_fa ;Here, father,; said Domenichino, putting into the Gadfly's hand a little image wrapped in paper; دومینیکینو، ضمن آنکه تصویر کوچکی را که در کاغذی پیچیده شده بود در دست خرمگس می‌نهاد، گفت: خوب پدر! mizan_test_en_fa ;take this, too, and pray for me when you get to Rome.; این را هم بگیر و هنگامی که به رم رسیدی برای من دعا کن! mizan_test_en_fa The Gadfly thrust it into his breast, and turned to look at the figure in the violet Lenten robe and scarlet cap that was standing on the upper step خرمگس آن را در سینه‌اش انداخت و برگشت تا کسی را با جامه بنفش دوران پرهیزداری و کلاه سرخ بر پله بالایی ایستاده بود mizan_test_en_fa and blessing the people with outstretched arms. و بادستهای از هم گشوده مردم را تبریک می‌کرد، ببیند. mizan_test_en_fa At the sound of the clear, silvery voice, the Gadfly bent his head خرمگس، با شنیدن آن صدای صاف و زنگ دار، سرش را خم کرد، mizan_test_en_fa , so that the white hair fell across his face; and Domenichino, seeing the quivering of the pilgrim's staff in his hand, آن سان که موهای سفید به روی چهره‌اش افتاد؛ دومینیکینو، با دیدن لرزش چوبدستی زایران در دست او، mizan_test_en_fa said to himself with admiration: ;What an actor!; تحسین کنان به خود گفت: چه بازیگری! mizan_test_en_fa A woman standing near to them stooped down and lifted her child from the step. ;Come, Cecco,; she said. زنی که نزدیک آنان ایستاده بود خم شد، کودکش را از روی پله بلند کرد و گفت: چکو، بیا mizan_test_en_fa ;His Eminence will bless you as the dear Lord blessed the children.; عالیجناب همان طور که مسیح، کودکان را تبرک کرد تو را تبریک کند. mizan_test_en_fa All these outsiders these pilgrims and mountaineers could go up and speak to him, همه این اطرافیان این زایران و کوه نشینان می‌توانند بالا بروند و با وی صحبت کنند، mizan_test_en_fa and he would lay his hand on their children's hair. و او دست‌هایش را بر سر کودکان آنان بگذارد. mizan_test_en_fa Indeed, it was more than any man should have to bear to be so close براستی، از تحمل هر مردی خارج بود؛ تا این اندازه نزدیک باشد، mizan_test_en_fa , so close that he could have put out his arm and touched the dear hand. آن قدر نزدیک که بتواند دستش را دراز نماید و آن دست عزیز را لمس کند. mizan_test_en_fa The Gadfly's heart stood still. For a moment he was conscious of nothing but the sickening pressure of the blood that seemed as if it would tear his breast asunder; لحظه‌ای متوجه هیچ چیز جز فشار خون دردآوری که گویی می‌خواست سینه‌اش را به دو نیم کند نبود؛ mizan_test_en_fa then it rushed back, tingling and burning through all his body, and he looked up. سپس خون، در حالی که ایجاد سوزش می‌کرد و سراپایش را می‌گداخت، بازگشت و سربرداشت، mizan_test_en_fa The grave, deep eyes above him grew suddenly tender with divine compassion at the sight of his face. چشمان نافذ و عمیقی که در بالای سرش بود ناگهان با دیدن سیمای او، بر اثر یک شفقت خدایی، مهرآمیز شد. mizan_test_en_fa the Gadfly, sitting motionless, with teeth clenched and eyes on the ground, خرمگس در حالی که با دندان‌های کلید شده و چشمان به زمین خیره مانده بی حرکت شده بود، mizan_test_en_fa felt the gentle touch of Montanelli's hand upon his shoulder. ضربه ملایم دست مونتانلی را بر شانه خود احساس کرد. mizan_test_en_fa The accidental similarity of Montanelli's question to the password came like a chance straw, that the Gadfly شباهت تصادفی سؤال مونتانلی با علامت تماس، مانند پر کاهی، به یاری خرمگس آمد mizan_test_en_fa , in his desperation, caught at, answering automatically. و او را در نومیدی چنگ بر آن انداخت و بی اراده پاسخ داد. mizan_test_en_fa The question had almost the tone of a challenge, and Montanelli shrank and shivered under it as under a cold wind. این سؤال تا اندازه‌ای لحن ستیزه جویانه داشت و مونتانلی انگار که باد سردی بر او وزیده باشد از آن یکه خورد و بر خود لرزید. mizan_test_en_fa If a man has killed his only son his son who loved and trusted him, اگر مردی یگانه پسر خود را کشته باشد، پسری که به آن پدر عشق می‌ورزیده و مورد اعتمادش بوده است، mizan_test_en_fa who was flesh of his flesh and bone of his bone; if he has led his son into a death trap with lies and deceit پسری که گوشت و استخوانش از گوشت و استخوان او بوده است، پدری که پسرش را با دروغ و ریا به کام مرگ سپرده است، mizan_test_en_fa is there hope for that man in earth or heaven? آیا برای آن پدر امیدی به دنیا و آخرت هست؟ mizan_test_en_fa I have confessed my sin before God and man, and I have suffered the punishment that men have laid on me من به گناه خود در برابر خدا و انسان‌ها اعتراف کرده‌ام و بار کیفری را که انسان‌ها بر دوش من نهاده‌اند، کشیده‌ام، mizan_test_en_fa and they have let me go; but when will God say, 'It is enough'? آنان نیز مرا آزاد ساخته‌اند؛ اما خدا چه وقت خواهد گفت، بس است؟ mizan_test_en_fa He raised his eyes at last, and gave the benediction with a hand that was not quite steady. عاقبت چشمانش را بلند کرد و با دستی که چندان پایدار نبود دعای خیر خواند: mizan_test_en_fa ;God is merciful,; he said. ;Lay your burden before His throne; for it is written: 'A broken and contrite heart shalt thou not despise.'; خداوند بخشاینده است، بار خود را در برابر سریرش بر زمین نهید؛ زیرا نوشته شده است: تو نباید یک قلب شکسته و پشیمان را تحقیر کنی. mizan_test_en_fa Most of the conspirators were already assembled, and their delight at the Gadfly's arrival بیشتر مبارزان تاکنون جمع شده بودند و ضعف آنان از ورود خرمگس mizan_test_en_fa gave him a new proof, if he had needed one, of his popularity as a leader. دلیل جدی اگر نیاز به دلیل داشت بر محبوبیت او به عنوان یک رهبر به دست وی داد. mizan_test_en_fa He was in a taciturn and laconic mood, دستخوش حالتی بود که تمایل به کم حرفی و موجزگویی داشت، mizan_test_en_fa and the others, seeing that nothing was to be got out of him, appealed to Domenichino to explain. و دیگران چون دریافتند که از او چیزی دستگیرشان نمی‌شود به دومینیکینو متوسل شدند تا برایشان توضیح دهد. mizan_test_en_fa When the scene in the market place had been related, one young workman, who had not joined in the laughter of the rest, remarked abruptly: پس از آنکه صحنه بازار نقل گردید، کارگر جوانی که در خنده دیگران شرکت نجسته بود ناگهان اظهار داشت: mizan_test_en_fa ;It was very clever, of course; but I don't see what good all this play acting business has done to anybody.; البته بسیار ماهرانه بود، ولی من نمی‌دانم از همه این بازیگری‌ها چه سودی به کسی رسیده است. mizan_test_en_fa ;Just this much,; the Gadfly put in; ;that I can go where I like and do what I like anywhere in this district, خرمگس وارد صحبت شد: تا آن اندازه که من هرجا بخواهم می‌توانم بروم و هر عملی را که مایل باشم در هر نقطه این ناحیه می‌توانم انجام دهم؛ mizan_test_en_fa and not a single man, woman, or child will ever think of suspecting me. هیچ گاه هم به فکر مردی، زنی یا کودکی نمی‌رسد که به من ظنین شود. mizan_test_en_fa The story will be all over the place by to morrow, and when I meet a spy he will only think: فردا این ماجرا همه جا پخش خواهد شد و هنگامی که جاسوسی با من روبه رو شود فقط به خود می‌گوید: mizan_test_en_fa 'It's mad Diego, that confessed his sins in the market place. این ریکوی دیوانه است که در بازار به گناهانش اعتراف کرد؛ mizan_test_en_fa ' That is an advantage gained, surely.; مسلما این امتیازی است که به دست آمده است. mizan_test_en_fa When a Cardinal, especially such a popular one, 'prefers to stay' in a God forsaken little hole like this هنگامی که یک کاردینال، بویژه؛ کاردینال محبوب، سکوت در چنین سوراخ کوچک و دورافتاده‌ای را ترجیح می‌دهد، mizan_test_en_fa we all know what that means don't we, Rivarez?; همه ما می‌دانیم که مفهوم آن چیست؛ این طور نیست ریوارز؟ mizan_test_en_fa ;Perhaps it is a c c case of a 'b b broken and contrite heart,'; he remarked, leaning his head back to watch them float away. ضمن آنکه سرش را به عقب می‌برد تا دور شدن حلقه‌ها را ببیند، اظهار داشت: شاید ب ب به خاطر قلب ش ش شکسته و پشیمان است. mizan_test_en_fa It had been resolved that, at least until he was safely back in Tuscany, تصمیم گرفته شده بود که، دست کم، تا زمانی که او سالم به توسکانی برسد mizan_test_en_fa very late meetings, which might attract the notice of the police, should be avoided. از تشکیل این جلسات مشابه، که ممکن بود توجه پلیس را جلب کند، اجتناب شود. mizan_test_en_fa After a long and hot dispute, Domenichino looked up at the clock. پس از بحثی طولانی و پر حرارت، دومینیکینو به ساعت دیواری نگاه کرد: mizan_test_en_fa ;Half past eleven; we mustn't stop any longer or the night watchman may see us.; یازده و نیم؛ بیش از این نباید توقف کنیم وگرنه ممکن است شبگرد ما را ببیند. mizan_test_en_fa He drew back with a little shudder of repugnance; it would be useless to attempt to sleep in there; خرمگس، با لرزشی از اکراه، خود را عقب کشید؛ کوشش برای خفتن در آنجا بی ثمر بود؛ mizan_test_en_fa he would take a walk, and then find some shed or haystack which would, at least, be clean and quiet. باید گردشی می‌کرد و یک انبار یا کومه علفی را می‌یافت که حداقل تمیز باشد. mizan_test_en_fa He began to wander through the streets in an aimless way, brooding miserably over the scene of the morning, بی هدف، به گردش در خیابان‌ها پرداخت؛ با دردمندی، به صحنه صبح اندیشید mizan_test_en_fa and wishing that he had never consented to Domenichino's plan of holding the meeting in Brisighella. و آرزو کرد که کاش هرگز به طرح دومینیکینو برای انجام ملاقات در بریزیگلا رضایت نداده بود. mizan_test_en_fa If at the beginning he had declared the project too dangerous, some other place would have been chosen; اگر از ابتدا این نقشه را خطرناک اعلام کرده بود، محل دیگری انتخاب می‌شد؛ mizan_test_en_fa and both he and Montanelli would have been spared this ghastly, ridiculous farce. و هر دوی آنان، هم او و هم مونتانلی، از این بازی شوم و مضحک معاف می‌شدند. mizan_test_en_fa He might as well go in and sleep on one of the benches instead of in the stifling barn; he could slip out in the morning before the sacristan came; او نیز می‌توانست داخل شود و به جای آن انبار صحرایی خفه کننده، روی یکی از نیمکت‌ها بخوابد، و صبح قبل از آنکه شماس بیاید، دزدانه خارج شود؛ mizan_test_en_fa and even if anyone did find him, the natural supposition would be that mad Diego had been saying his prayers in some corner, and had got shut in. حتی اگر کسی او را ببیند، ظن طبیعی این خواهد بود که ریکوی دیوانه در گوشه‌ای مشغول خواندن دعا بوده و در به رویش بسته شده است. mizan_test_en_fa Then came deep, heavy, tearless sobs; آنگاه هق هقهای عمیق شدید و بدون اشک فرا رسید؛ mizan_test_en_fa and he saw Montanelli wring his hands together like a man in bodily pain. و او دید که مونتانلی دست‌هایش را همچون کسی که از درد جسمی رنج ببرد به هم می‌فشرد. mizan_test_en_fa Surely there was no other misery like this to be willing to forgive, to long to forgive; بی شک، مصیبتی تا بدین پایه وجود نداشت انسان مایل به بخشش باشد، آرزومند آن باشد؛ mizan_test_en_fa and to know that it was hopeless that he could not, dared not forgive. و بداند که بی ثمر است؛ بدانند که قادر نیست، شهامت بخشش ندارد. mizan_test_en_fa The Gadfly shrank further back into the shadow, trembling with fear lest he should be seen, خرمگس هر چه بیشتر خود را در سایه جمع نمود و از ترس آنکه مبادا دیده شود، mizan_test_en_fa lest the very beating of his heart should betray him; then he drew a long breath of relief. مبادا همان تپش قلبش او را لو دهد، بر خود لرزید؛ سپس براحتی نفس عمیقی کشید. mizan_test_en_fa He came to his senses with a sudden shock. با تکانی ناگهانی به خود آمد mizan_test_en_fa Montanelli was beginning to sway as though he would fall, and his lips moved, at first silently. و مونتانلی، گویی که می‌خواست از پا درآید، شروع به تلوتلو خوردن کرد، ابتدا لب‌هایش خاموش به حرکت در آمد. mizan_test_en_fa ; Montanelli had at once recovered his self control, though the Gadfly could see, from the restless glitter of the sapphire on his hand, that he was still trembling. مونتانلی بلافاصله تسلط بر خود را یافته بود، گرچه خرمگس از برق ناپایدار یاقوت روی دستش توانست بفهمد که او هنوز می‌لرزد: mizan_test_en_fa ;Are you in need of anything, my friend? I saw the door open, and came in to pray, دوست من، به چیزی نیاز داری؟ در را باز دیدم و داخل شدم تا دعا کنم؛ mizan_test_en_fa and when I saw a priest, as I thought, in meditation, I waited to ask a blessing on this.; هنگامی که یک کشیش را، آن طوری که پنداشتم، مشغول دعا دیدم منتظر ماندم تا از او تقاضا کنم که این را تبرک کند. mizan_test_en_fa Montanelli took it from his hand, and, re entering the chancel, laid it for a moment on the altar. مونتانلی آن را از دستش گرفت، باز به محراب داخل شد و صلیب را لحظه‌ای روی قربانگاه نهاد: mizan_test_en_fa ;Take it, my son,; he said, ;and be at rest, for the Lord is tender and pitiful. بگیر پسرم، و آسوده باش؛ زیرا خداوند، مهربان و رحیم است. mizan_test_en_fa ;When you receive the Holy Eucharist in Rome,; he said, هنگامی که در رم به عشای ربانی مقدس پذیرفته شدی mizan_test_en_fa pray for one in deep affliction for one on whose soul the hand of the Lord is heavy.; برای کسی که اندوهی عمیق دارد دعا کن؛ برای آنکه دست خدا بر روحش سنگینی می‌کند. mizan_test_en_fa Leaving a message that he would return in the morning he went home با گذاردن یادداشتی، مبنی بر این امید که صبح فردا بازخواهد گشت، به خانه رفت، mizan_test_en_fa sincerely hoping that he should not again find his study invaded by Zita. و قلبا آرزو می‌کرد که دیگر دفترش مورد حمله زیتا قرار نگرفته باشد. mizan_test_en_fa In her rooms nothing had been touched; all the presents that he had given her were in their usual places; در اتاق او همه چیز دست نخورده مانده بود؛ تمام هدایایی که به او داده بود در جای همیشگی‌شان قرار داشتند؛ mizan_test_en_fa there was no letter or scrap of writing anywhere. در هیچ جا نامه و یادداشتی دیده نمی‌شد. mizan_test_en_fa Our women may lend themselves to you a bit for a girl's fancy, or if you pay them well; زنان ما ممکن است به خاطر رؤیایی دخترانه یا پولی خوب خود را برای مدت کوتاهی تسلیم کنند؛ mizan_test_en_fa but the Romany blood comes back to the Romany folk.; اما کسی که خون رومانی دارد به میان رومانی‌ها بازمی گردد. mizan_test_en_fa ;The truth, then, is that she met my son in the road the day you left her, پس حقیقت این است؛ روزی که او را ترک کردی، پسرم را در خیابان دید mizan_test_en_fa and spoke to him in the Romany tongue; and when he saw she was one of our folk, in spite of her fine clothes, و با او به زبان رومانی صحبت کرد؛ وقتی پسرم علی رغم لباس‌های زیبایش پی برد که او از قبیله ماست، mizan_test_en_fa he fell in love with her bonny face, as OUR men fall in love, and took her to our camp. همان گونه که مردان ما عاشق می‌شوند، فریفته گونه استخوانی‌اش شد و او را به اردوگاه ما آورد. mizan_test_en_fa We comforted her as best we could; and at last she took off her fine clothes and put on the things our lasses wear, به بهترین وجهی که می‌توانستیم تسلی‌اش دادیم؛ بالاخره لباس‌های زیبایش را از تن درآورد، از همان لباس‌هایی که دختران ما به تن می‌کنند پوشید، mizan_test_en_fa and gave herself to my son, to be his woman and to have him for her man. و خود را به پسرم تسلیم کرد، تا زن او باشد و پسرم هم شوهر او. mizan_test_en_fa When a woman is young, she wants a man; and what sort of man are you, that you can't even kiss a handsome girl when she puts her arms round your neck?; یک زن، وقتی که جوان است، احتیاج به مرد دارد؛ آن وقت تو چگونه مردی هستی که یک دختر زیبا را، حتی در موقعی که دست به گردن تو حلقه می‌کند، نمی‌توانی ببوسی. mizan_test_en_fa She told me to say that she has had enough of your folk and their hair splitting and their sluggish blood; به من گفت به شما بگویم که به قدر کافی از بی عاطفگی و پایبندی مردم شما به مسائل کوچک رنج برده است؛ mizan_test_en_fa and that she wants to get back to her own people and be free. و می‌خواهد به میان قبیله خود بازگردد و آزاد باشد. mizan_test_en_fa ' The lassie was right to come away. There's no harm in a girl getting a bit of money out of her good looks if she can دخترک حق داشت بیاید؛ برای یک دختر، اگر بتواند، ضرری ندارد که به وسیله زیبایی‌اش پولی به دست آورد mizan_test_en_fa that's what good looks are for; but a Romany lass has nothing to do with LOVING a man of your race.; زیبایی برای همین کار است؛ اما یک دختر رومانیایی سر و کاری با دوست داشتن مردی از نژاد شما ندارد. mizan_test_en_fa Surely he had suffered everything that man can endure; بدون تردید، هر آنچه را که یک انسان می‌توانست، متحمل شده بود؛ mizan_test_en_fa his very heart had been dragged in the mud and trampled under the feet of the passers by; قلبش به میان گل و لای کشیده و به زیر پای عابران لگدکوب شده بود. mizan_test_en_fa The dog rushed up to his master with his usual frantic manifestations of delight, سگ با ابراز شادی همیشگی و دیوانه وارش به سوی صاحب خود دوید، mizan_test_en_fa but soon, understanding that something was wrong, lay down on the rug beside him, ولی چون بی درنگ دریافت که حادثه ناگواری رخ داده است، روی فرش، در کنار خرمگس نشست mizan_test_en_fa and thrust a cold nose into the listless hand. An hour later Gemma came up to the front door. و بینی سردش را در دست بی حال او فرو برد. ساعتی بعد، جما در برابر در ورودی توقف کرد؛ mizan_test_en_fa No one appeared in answer to her knock; Bianca, finding that the Gadfly did not want any dinner, کسی نبود که به در زدن او پاسخ دهد؛ بیانکا پس از آنکه دانست خرمگس غذایی نمی‌خواهد، mizan_test_en_fa had slipped out to visit a neighbour's cook. برای دیدن آشپز یکی از همسایگان بیرون رفت. mizan_test_en_fa Gemma, after waiting for some time, decided to enter and try if she could find the Gadfly, جما پس از آنکه لحظه‌ای به انتظار ماند، بر آن شد که داخل شود ببیند آیا می‌تواند خرمگس را بیابد؛ mizan_test_en_fa as she wished to speak to him about an important message which had come from Bailey. زیرا می‌خواست پیرامون پیام مهمی که از بیلی رسیده بود با او گفت و گو کند. mizan_test_en_fa The room was quite dark, but the passage lamp threw a long stream of light across it as she entered, اتاق کاملا تاریک بود، ولی به محض آنکه داخل شد، پرتو طویلی از چراغ راهرو بر آن تابید؛ mizan_test_en_fa and she saw the Gadfly sitting alone, his head sunk on his breast, and the dog asleep at his feet. خرمگس را دید که تنها نشسته و سرش بر سینه افتاده است، سگ نیز در پیش پای او خفته بود. mizan_test_en_fa Could she but dare to stoop and clasp her arms about him, to hold him close against her heart and shield him, کاش، جسارت آن را داشت که خم شود و او را در میان بازوان خود گیرد، تنگ بر قلب خود بفشاردش، mizan_test_en_fa were it with her own body, from all further harm or wrong; surely then he would be Arthur to her again; و با تن خود هم که بود در برابر آزارها و ستم‌ها سپرش شود؛ بی شک، از آن پس او باز آرتورش می‌شد؛ mizan_test_en_fa surely then the day would break and the shadows flee away. بی شک از آن پس سپیده می‌دمید و سایه‌ها می‌گریختند. mizan_test_en_fa She held out both her hands to him. ;Dear,; she said, جما هر دو دست را به طرف او نگاه داشت و گفت: عزیزم، mizan_test_en_fa ;are we not friends enough by now for you to trust me a little bit? آیا اکنون تا آن اندازه دوست نیستم که اندکی به من اعتماد کنی؟ mizan_test_en_fa ;I have not tried to lay hands on a thing that is not mine to touch. من نخواسته‌ام به کاری که به من مربوط نیست دست بزنم، mizan_test_en_fa But now that you have given me, of your own free will, so much of your confidence, will you not give me a little more اما اکنون که به میل خودت تا این حد به من اعتماد کرده‌ای، آیا می‌خواهی اندکی بر آن بیفزایی، mizan_test_en_fa as you would do if I were your sister. همان گونه که اگر خواهرت بودم می‌افزودی؟ mizan_test_en_fa THE next five weeks were spent by Gemma and the Gadfly in a whirl of excitement and overwork which left them little time or energy for thinking about their personal affairs. پنج هفته بعدی برای جما و خرمگس در چنان هیجان شدید و کار توانفرسایی سپری شد که فرصت و نیروی اندکی جهت تفکر درباره کارهای خصوصی خود داشتند. mizan_test_en_fa The whole district was swarming with spies; and Domenichino, to whom the Gadfly had intrusted the ammunition, جاسوسان در سراسر منطقه وول می‌خوردند، دومینیکینو نیز، که خرمگس مهمات را به او سپرده بود، mizan_test_en_fa sent into Florence a messenger with an urgent appeal for either help or extra time. پیکی را با درخواست فوری، جهت کمک یا وقت اضافی، به فلورانس فرستاد. mizan_test_en_fa and what with the difficulty of conveying heavy transports over bad roads, دومینیکینو، چه به علت مشکل حمل محمولات سنگین بر روی جاده‌های خراب، mizan_test_en_fa and the endless hindrances and delays caused by the necessity of continually evading observation, Domenichino was growing desperate. و چه به علت موانع و تأخیراتی که ضرورت یک اجتناب دایمی از دیده شدن سبب می‌شد، رفته رفته مأیوس می‌گردید. mizan_test_en_fa The Gadfly carried the letter to Gemma and, while she read it, خرمگس نامه را نزد جما برد، و در مدتی که او مشغول قرائت آن بود، mizan_test_en_fa sat frowning at the floor and stroking the cat's fur the wrong way. با چهره‌ای در هم روی زمین نشست و موی گربه را در جهت مخالف نوازش داد. mizan_test_en_fa It is only five weeks since you got back; the police are on the scent about that pilgrim business, تنها پنج هفته از مراجعت تو می‌گذرد؛ پلیس در تعقیب ماجرای آن زایر است mizan_test_en_fa and scouring the country to find a clue. و همه کشور را برای یافتن ردپای او جست و جو می‌کند. mizan_test_en_fa Yes, I know you are clever at disguises; but remember what a lot of people sawyou, آری، من می‌دانم که تو در تغییر قیافه مهارت داری؛ اما به یاد داشته باش که گروهی از مردم تو را دیده‌اند، mizan_test_en_fa both as Diego and as the countryman هم در لباس ریکو و هم به هئیت یک روستایی. mizan_test_en_fa ; ;Yes, but there are not plenty of people in the Romagna with a lame footand a sabre cut across the cheek and a left arm injured like yours , and the combination of blue eyes with such dark colouring.; درست است، اما در رومانیا، تعداد کسانی که مانند تو پایی لنگ، دست چپی آسیب دیده، زخم شمشیری بر گونه و ترکیبی از چشم آبی و موی سیاه داشته باشند بسیار نیست. mizan_test_en_fa Gemma was beginning to realize how nearly inexhaustible was the fund of quiet obstinacy in his character; جما، رفته رفته، درمی یافت که تا چه اندازه پشتوانه سماجت آرام سرشت او تقریبا پایان ناپذیر است؛ mizan_test_en_fa and, had the matter not been one about which she felt strongly, she would probably have yielded for the sake of peace. و اگر موضوع دیگری، جز این موضوع که او شدیدا بدان توجه داشت در میان بود، محتملا به خاطر آنکه راحت شود تسیلم می‌شد. mizan_test_en_fa This, however, was a case in which she could not conscientiously give way; به هر حال، این موردی بود که او وجدانا نمی‌توانست عقب نشینی کند؛ mizan_test_en_fa the practical advantage to be gained from the proposed journey seemed to her not sufficiently important to be worth the risk, به نظر او، مزیت واقعی حاصل از مسافرت مطروحه آن قدر مهم نبود که ارزش مقابله با خطر را داشته باشد؛ mizan_test_en_fa and she could not help suspecting that his desire to go was prompted less by a conviction of grave political necessity than by a morbid craving for the excitement of danger. بنابراین، ناگزیر بود ظن برد که تمایل خرمگس به رفتن بیشتر به سبب یک شوق بیمارگونه به هیجان مخاطره است تا اعتقاد به یک ضرورت شدید سیاسی … mizan_test_en_fa He had got into the habit of risking his neck, خرمگس عادت کرده بود که جان خود را به خطر اندازد، mizan_test_en_fa and his tendency to run into unnecessary peril seemed to her a form of intemperance which should be quietly but steadily resisted. به نظر جما، گرایش او به شتافتن به سوی یک خطر غیر ضروری، نوعی افراط بود که می‌باید با ملایمت اما پیگیرانه در برابرش مقاومت شود. mizan_test_en_fa Finding all her arguments unavailing against his dogged resolve to go his own way, she fired her last shot. پس از آنکه همه استدلالات خود را در برابر تصمیم خودسرانه او به ادامه راه دلخواهش بی ثمر دید، آخرین تیر ترکش را رها ساخت: mizan_test_en_fa ;Let us be honest about it, anyway,; she said; ;and call things by their true names. به هر حال، بیا در این مورد صادق باشیم و اشیا را به نام واقعیشان بنامیم. mizan_test_en_fa ;It it is not Domenichino I want to save,; he stammered at last, with Idon't care if I never see him againhis face half buried in the cat's fur; عاقبت، خرمگس در حالی که نیمی از صورتش در موی گربه پنهان شده بود؛ با لکنت گفت: این این دومینیکینو نیست که من می‌خواهم نجات دهم mizan_test_en_fa ;it is that I I understand the danger of the work failing if he has no help.; بلکه این است که من من خطر شکست کار را، در صورتی که او کمکی نداشته باشد، درک می‌کنم. mizan_test_en_fa She passed over the feeble little subterfuge, and went on as if there had been no interruption: جما، با نادیده گرفتن حیله‌های ضعیف و کوچک، انگار که وقفه‌ای در میان نبوده است، همچنان به صحبت ادامه داد: mizan_test_en_fa ;It is your passion for running into danger which makes you want to go there. این علاقه تو به مخاطره جویی است که وادارت می‌سازد به آنجا بروی. mizan_test_en_fa You plume yourself a little on your stoicism, and to ask for physical relief would have hurt your pride; شاید؛ تو تا اندازه‌ای به قدرت تحمل خود می‌بالی، و خواستن یک مسکن جسمی غرورت را جریحه دار می‌سازد؛ mizan_test_en_fa but it is rather flattered than otherwise when you risk your life to relieve the irritation of your nerves. ولی این پپسندیده‌تر از آن است که زندگی‌ات را برای تسکین ناراحتی اعصاب به خطر اندازی؛ mizan_test_en_fa And yet, after all, the distinction is a merely conventional one.; گرچه این تمایز به طور کلی قراردادی است. mizan_test_en_fa Your ancestors were gods in Egypt, and no man t trod on their tails. اجداد تو در مصر خدا بودند، و هیچ انسانی بر دمشان پا نمی‌نهاد، mizan_test_en_fa I wonder, though, what would become of your calm superiority to earthly ills if I were to take this paw of yours and hold it in the c candle. گرچه نمی‌دانم اگر پنجه تو را روی این شمع می‌گرفتم چه بر سر تفوق پرشکوه تو بر بیماری‌های زمینی می‌آمد. mizan_test_en_fa No, pussy, we have no right to die for our personal convenience. نه، گربه کوچولو، ما حق نداریم که برای آسودگی شخص خود بمیریم، mizan_test_en_fa We may spit and s swear a bit, if it consoles us; but we mustn't pull the paw away.; ما می‌توانیم در صورتی که تسکینمان بدهد، آب دهان بیندازیم و د دشنام بدهیم؛ اما نباید آن پنجه را بکنیم. mizan_test_en_fa ;It is Michele's mark,; she said, glancing quickly over the letter, which seemed to be about the summer terms at a boarding house in the Apennines, and pointing to two little blots on a corner of the page. جما نگاه سریعی به نامه، که به نظر می‌رسید مربوط به نرخ تابستانی یک پانسیون در نواحی آپنین باشد، انداخت و گفت: علامت میکل است و به دو لکه کوچک در گوشه صفحه اشاره کرد: mizan_test_en_fa ;It is in chemical ink; the reagent is in the third drawer of the writing table. با مرکب شیمیایی است؛ داروی ظهور در کشوی سوم میز تحریر است. mizan_test_en_fa ;Of course. It will be very awkward, I know, to be left without anyone here in Florence; آری، من خود می‌دانم که ترک فلورانس، بدون آنکه کسی در اینجا باشد، بسیار وحشتناک خواهد بود؛ mizan_test_en_fa but everything must go to the wall now except the providing of an extra pair of hands.; اما اکنون همه کارها، بجز یافتن یک نفر دیگر، باید کنار گذاشته شود. mizan_test_en_fa ;They don't belong to people whom you can trust thoroughly, though. ولی از آن مردمی نیستند که تو بتوانی کاملا به آنان اطمینان کنی، mizan_test_en_fa You said yourself just now that there must be two responsible persons in charge; هم اکنون خودت می‌گفتی که لازم است دو فرد مورد اعتماد کار را بر عهده داشته باشند؛ mizan_test_en_fa and if Domenichino couldn't manage alone it is evidently impossible for you to do so. بنابراین اگر دومینیکینو به تنهایی نتوانست آن را انجام دهد، ظاهرا انجام آن برای تو غیرممکن است. mizan_test_en_fa A person as desperately compromised as you are is very much handicapped, remember, in work of that kind, به خاطر داشته باش که فرد آشتی ناپذیری مانند تو در آن گونه کارها با مشکلات بیشتری روبه روست، mizan_test_en_fa and more dependent on help than anyone else would be. و بیش از هر کس دیگری نیازمند کمک است. mizan_test_en_fa ;I don't see what else we can do,; she said, with an anxious little frown; جما با اخم اندکی از نگرانی، گفت: من نمی‌دانم جز این، چه می‌توانیم بکنیم؛ mizan_test_en_fa ;but it is very risky, your going off in such a hurry and trusting to the smugglers finding you a disguise at Borgo. ولی عزیمت تو با این عجله و اعتماد به قاچاقچیان جهت تهیه لباس مبدل در بورگو، بسیار خطرناک است. mizan_test_en_fa I shall be here again by five or half past, then; خوب، ساعت پنج یا پنج و نیم مجددا خواهم آمد؛ mizan_test_en_fa and while I am gone, I w want you to go and find Martini and exp plain everything to him.; از تو خواهش می‌کنم تا بازگشتنم، مارتینی را پیدا کنی و همه چیز را برایش توضیح بدهی. mizan_test_en_fa ;We must have someone here whom we can trust, in case of any special difficulty; در اینجا باید برای موقعی که مشکل غیرمترقبه‌ای پیش می‌آید، شخص مورد اعتمادی داشته باشیم، mizan_test_en_fa and of all the set here Martini is the man in whom I have most confidence. و من از همه افراد اینجا به مارتینی بیشتر اعتماد دارم. mizan_test_en_fa ;I have not the slightest doubt as to Martini's trustworthiness and efficiency in every respect; من به قابل اعتماد بودن و کفایت او در هر مورد کوچک‌ترین تردیدی ندارم؛ mizan_test_en_fa and I think he would probably consent to give us any help he could. و به نظر من، محتملا با هر گونه کمکی که بتواند به ما کند موافقت خواهد کرد، اما. mizan_test_en_fa ;Gemma, what would you feel if you found out that a comrade in bitter need had not asked you for help you might have given, for fear of hurting or distressing you? اگر پی می‌بردی که رفقیقی در بحران احتیاج، از بیم دردسر انداختن و ناراحت کردنت، آن کمکی را که می‌توانسته‌ای به او بکنی از تو تقاضا نکرده است، چه احساسی به تو دست می‌داد؟ mizan_test_en_fa ;I will send Katie round at once and ask him to come; کتی را هم اکنون می‌فرستم و از او خواهش می‌کنم که بیاید، mizan_test_en_fa and while she is gone I will go to Louisa for her passport; و در این فاصله برای گذرنامه نزد لوئیز می‌روم؛ mizan_test_en_fa she promised to lend it whenever I want one. به من وعده داده است که هرگاه به گذرنامه نیاز داشته باشم آن را در اختیارم بگذارد. mizan_test_en_fa He saw at once that their conversation had been a distressing one; بی درنگ، دریافت که گفت و گوی غم انگیزی داشته‌اند؛ mizan_test_en_fa the traces of agitation were visible in both of them, and Martini was unusually silent and glum. آثار آشفتگی در هر دوی آنان آشکار، و مارتینی، بر خلاف همیشه، خاموش و عبوس بود. mizan_test_en_fa The Gadfly took the cigar from his mouth and blew away a long trail of smoke. خرمگس سیگار را از دهانش برداشت و یک رشته دود طویل بیرون داد: mizan_test_en_fa ;She has chosen for herself,; he said, ;without compulsion on anyone's part.; خود او انتخاب کرده است، بدون آنکه از طرف کسی وادار شده باشد. mizan_test_en_fa When he spoke again his voice was curiously lifeless and even. هنگامی که باز به حرف آمد، صدایش به نحو عجیبی بی روح و یکنواخت بود: mizan_test_en_fa ;You needn't worry her about it beforehand,; he said; نیازی نیست که قبلا او را ناراحت کنی، mizan_test_en_fa ;but there's not the ghost of a chance for me. ولی برای من کوچک‌ترین شانسی موجود نیست. mizan_test_en_fa ;Listen, Rivarez; I don't understand a word of all this metaphysical stuff, من یک کلمه از این مطالب ماورالطبیعه را نمی‌فهمم، mizan_test_en_fa but I do understand one thing: If you feel about it that way, you are not in a fit state to go. ولی یک چیز را درک می‌کنم؛ اگر نسبت به آن، این گونه احساس می‌کنی، حالت مساعدی برای رفتن نداری. mizan_test_en_fa You are a bigger man than I am; I'm not sure that you are a better one, تو از من والاتری؛ من اطمینان ندارم که تو از من بهتر باشی mizan_test_en_fa but there's more of you, and your death would be a greater loss than mine.; ولی از تو کارهای بیشتری ساخته است، و مرگ تو ضایعه‌ای عظیم‌تر از مرگ من خواهد بود. mizan_test_en_fa For Heaven's sake, don't let's go in for romantic self sacrifice, like Don Carlos and Marquis Posa. به خاطر خدا، نگذار مانند دون کارلوس و مارکیزیوزا، دست به یک جانبازی شاعرانه بزنیم. mizan_test_en_fa This is the nineteenth century; and if it's my business to die, I have got to do it.; اکنون قرن نوزدهم است؛ و اگر مردن کار من باشد، من باید بمیرم. mizan_test_en_fa I think you will be less recognizable in it than in your light suit. به نظر من، در آن، کم‌تر از این لباس قابل تشخیص خواهی بود؛ mizan_test_en_fa I want to reconnoitre a bit, too, and make sure there are no spies about before we start.; همچنین می‌خواهم بازدید کوتاهی به عمل آورم تا مطمئن شودم که قبل از حرکت، جاسوسی در این حوالی نباشد. mizan_test_en_fa She understood that he had invented a pretext in order to leave her alone with the Gadfly. دریافت که او به منظور تنها گذاشتن وی و خرمگس، این بهانه را اختراع کرده است: mizan_test_en_fa ;You and I will talk to morrow,; she said. من و تو فردا با هم صحبت خواهیم کرد؛ mizan_test_en_fa ;We shall have time in the morning, when my packing is finished.; فردا صبح هنگامی که بسته بندی من تمام شود فرصت خواهیم داشت. mizan_test_en_fa There are two or three little things I want to ask you about, Rivarez; دو یا سه مطلب جزئی است که می‌خواهم پیرامون آن‌ها از تو سؤالاتی بکنم؛ mizan_test_en_fa but we can talk them over on our way to the barrier. ولی تا راهدارخانه می‌توانیم در آن باره گفت و گو کنیم. mizan_test_en_fa First of all, I want you to sit on this easy chair, قبل از همه، از تو می‌خواهم که روی این صندلی راحتی بنشینی mizan_test_en_fa and, as you said I might lie down, I shall lie here and be comfortable.; و همان طور که گفتی من استراحت کنم، اینجا دراز می‌کشم و راحت خواهم بود. mizan_test_en_fa He threw himself down on the rug at her feet, leaning his elbow on the chair and looking up into her face. خرمگس پیش پای جما خود را به روی قالی پایین کشید، آرنجهایش را به صندلی تکیه داد و به چهره او نگریست: mizan_test_en_fa ;How pale you are! ; he said. چه قدر رنگت پریده است! mizan_test_en_fa We will forget this loud, insistent world that howls about our ears; ما این دنیای پرهیاهو و سختگیری را که در گوش‌هایمان زوزه می‌کشد، فراموش خواهیم کرد؛ mizan_test_en_fa we will go away together, hand in hand; we will go away into the secret halls of death, and lie among the poppy flowers. دست در دست، با یکدیگر خواهیم رفت؛ به دهلیزهای اسرارآمیز مرگ قدم می‌گذاریم و در میان شقایقها می‌آساییم. mizan_test_en_fa ;Tell me the truth at last,; she whispered. به نجوا گفت: بالاخره حقیقت را به من بگو؛ mizan_test_en_fa ;Think, if you are killed and I not I should have to go through all my life and never know فکر کن، اگر تو کشته شوی و من زنده بمانم، باید به زندگی ادامه دهم و هرگز ندانم که … mizan_test_en_fa He drank a cup of coffee, standing, and took up the broad brimmed riding hat. ایستاده فنجانی قهوه نوشید و کلاه لبه بلند سواری را برداشت: mizan_test_en_fa ;I think it's time to start, Martini; we must make a round before we go to the barrier, in case of anything. مارتینی، گمان می‌کنم وقت حرکت است؛ برای احتیاط، باید قبل از رفتن به راهدارخانه دوری بزنیم. mizan_test_en_fa IT was market day in Brisighella, and the country folk آن روز در بریزیگلا جمعه بازار بود، روستاییان mizan_test_en_fa had come in from the villages and hamlets of the district with their pigs and poultry, their dairy produce and droves of half wild mountain cattle. با مرغ‌ها و خوک‌ها، فرآورده‌های لبینات و گله‌های کوهی نیمه وحشی خود، از روستاها و دهکده‌های آن آمده بودند. mizan_test_en_fa The market place was thronged with a perpetually shifting crowd, محل جمعه بازار مملو از جمعیتی بود که دایما در رفت و آمد بودند، mizan_test_en_fa laughing, joking, bargaining for dried figs, cheap cakes, and sunflower seeds. می‌خندیدند، شوخی می‌نمودند، و انجیر خشک، کیک‌های ارزان و تخمه آفتابگردان داد و ستد می‌کردند. mizan_test_en_fa The brown, bare footed children sprawled, face downward, on the pavement in the hot sun, کودکان آفتاب سوخته و پابرهنه، صورت خود را در زیر آفتاب سوزان روی سنگفرش نهاده، ولو شده بودند؛ mizan_test_en_fa while their mothers sat under the trees with their baskets of butter and eggs. حال آنکه مادرانشان با سبدهای کره و تخم مرغ در سایه درختان نشسته بودند. mizan_test_en_fa Monsignor Montanelli, coming out to wish the people ;Good morning,; was at once surrounded by a clamourous throng of children, منسینیور مونتانلی که برای گفتن صبح بخیر بیرون آمده بود، ناگهان توسط گروهی پر سر و صدا احاطه شد. mizan_test_en_fa holding up for his acceptance great bunches of irises and scarlet poppies and sweet white narcissus from the mountain slopes. آنان دسته‌های بزرگی از شقایق سرخ، سوسن و نرگس سفید دامنه کوه را، برای پذیرش او، بالا گرفته بودند. mizan_test_en_fa He always remembered the names and ages of the children, their troubles and those of their parents; او همیشه نام و سن اطفال، ناراحتی آنان و والدینشان را به خاطر داشت؛ mizan_test_en_fa and would stop to inquire, with sympathetic interest, for the health of the cow that fell sick at Christmas, or of the rag doll that was crushed under a cart wheel last market day. و با توجهی مهرآمیز می‌ایستاد و از سلامتی ماده گاوی که در کریسمس بیمار شده یا عروسکی که در جمعه بازار زیر چرخ ارابه له شده بود، جویا می‌شد. mizan_test_en_fa When he returned to the palace the marketing began. پس از آنکه به قصر بازگشت، کار بازار شروع شد. mizan_test_en_fa A lame man in a blue shirt, with a shock of black hair hanging into his eyes and a deep scar across the left cheek, مرد لنگی با یک پیراهن آبی، در حالی که دسته‌ای موی سیاه روی چشمانش افتاده بود و رخم عمیقی روی گونه چپ داشت، mizan_test_en_fa lounged up to one of the booths and, in very bad Italian, asked for a drink of lemonade. آرام به طرف یکی از غرفه‌ها رفت و به زبان ایتالیایی بسیار نامطبوعی لیموناد خواست. mizan_test_en_fa ;Yes; it will be hay cutting time soon, and a gentleman that has a farm near Ravenna came across to Bastia the other day آره، فصل علف چینی خیلی نزدیکه، یه آقایی که نزدیکای راونا مزرعه داره، اون روز به باستیا اومد mizan_test_en_fa and told me there's plenty of work to be got there.; و به من گفت که اونجا کار زیاده. mizan_test_en_fa Michele whistling between his teeth, and the Gadfly trudging along with a bundle over his shoulder, shuffling his feet on the ground to render his lameness less observable. میکل از میان دندان‌هایش سوت می‌زد، خرمگس در حالی که پایش را به منظور کم‌تر نشان دادن لنگی اس روی زمین می‌کشید، بسته‌ای بر دوش، به زحمت پیش می‌رفت. mizan_test_en_fa It was the signal agreed upon, and the rider, who from his appearance might have been a country squire's bailiff, این علامتی بود که قبلا روی آن توافق شده بود. سوار نیز که ظاهرا به نظر می‌رسید مباشر یک مالک بزرگ باشد، mizan_test_en_fa dismounted and threw the reins on the horse's neck. ;What sort of work can you do, my man?; پیاده شد و دسته جلو را بر گردن اسب انداخت: برادر، چه نوع کاری می‌توانی بکنی؟ mizan_test_en_fa A very ragged beggar had slouched up to them, with a doleful, monotonous whine. ;Have pity on a poor blind man, in the name of the Blessed Virgin. گدای بسیار ژنده پوشی با ناله‌ای یکنواخت و غم انگیز دولا دولا به طرف آنان پیش آمده بود: به نام مریم باکره، به یه کور بیچاره رحم کنین، mizan_test_en_fa Get out of this place at once; زود از اینجا بروید؛ mizan_test_en_fa there's a flying squadron coming along Most Holy Queen of Heaven, Maiden undefiled It's you they're after, Rivarez; یک اسواران سبک به این طرف می‌آید مقدس‌ترین ملکه آسمان، باکره مطهر ریوارز! mizan_test_en_fa they'll be here in two minutes And so may the saints reward you آنان در تعقیب تو هستند؛ دو دقیقه دیگر به اینجا می‌رسند mizan_test_en_fa You'll have to make a dash for it; there are spies at all the corners. امیدوارم مقدسین به شما عوض بدن باید بسرعت بگریزی؛ در هر گوشه جاسوسی هست. mizan_test_en_fa the beggar had warned him in passing, گدا در حرکت، به او اطلاع داده بود، mizan_test_en_fa and he quietly handed on the news to three countrymen who were eating raw onions under a tree. او نیز آهسته اخبار را به سه مرد روستایی که در زیر درختی مشغول خوردن پیاز خام بودند رساند. mizan_test_en_fa They immediately rose and followed him; and before anyone's notice had been attracted to them هر سه بلافاصله از جا برخاستند در پی او به راه افتادند، و قبل از آنکه توجه کسی به آنان معطوف شود، mizan_test_en_fa , the whole seven were standing together by the steps of the palace, each man with one hand on the hidden pistol, and the tethered horses within easy reach. هر هفت نفر، دست‌ها روی تپانچه مخفی، نزدیک اسب‌های بسته شده، در کنار یکدیگر ایستادند. mizan_test_en_fa They had great difficulty to get past the throng of people at all, and, but for the spies at the corners of the square, آنان در عبور از میان انبوه جمعیت، با اشکالی بزرگ رو به رو بودند، و اگر به علت وجود جاسوسان در گوشه‌های میدان نبود، mizan_test_en_fa all the seven conspirators could have slipped quietly away while the attention of the crowd was fixed upon the soldiers. هر هفت مرد می‌توانستند، در مدتی که توجه جمعیت معطوف سربازان بود، پنهانی از آنجا بگریزند. mizan_test_en_fa The Gadfly drew a pistol from his blouse and fired, خرمگس تپانچه‌ای از زیر جلیقه‌اش بیرون کشید و شلیک کرد؛ mizan_test_en_fa not at the advancing troops, but at the spy, who was approaching the horses, نه به گروه‌هایی که پیش می‌آمدند، بلکه به جاسوسی که به اسب‌ها نزدیک می‌شد. mizan_test_en_fa Then, through the shrieking of the panic stricken people, came the loud, imperious voice of the officer in command, سپس، از میان فریادهای مردم وحشت زده، بانگ آمرانه و رسای افسر فرمانده، mizan_test_en_fa who had risen in the stirrups and was holding a sword above his head. ;This way, men!; که روی رکاب بلند شده و شمشیری بر بالای سر نگاه داشته بود، به گوش رسید: سربازان، به این سمت! mizan_test_en_fa A little stream of blood was trickling down the captain's uniform; رشته خون باریکی از اونیفرم سروان فرو می‌چکید؛ mizan_test_en_fa but he steadied himself with a violent effort, and, clutching at his horse's mane, cried out fiercely: ولی او با کوشش بسیار، تعادل خود را حفظ کرد و پس از آنکه یال اسبش را به چنگ گرفت وحشیانه فریاد زد: mizan_test_en_fa Kill that lame devil if you can't take him alive! It's Rivarez!; اگر نمی‌توانید آن شیطان لنگ را زنده دستگیر کنید، بکشیدش؛ او ریوارز است! mizan_test_en_fa Marcone struck his mare's flank with the stirrup; the hoofs of the cavalry horses were thundering up the hill behind him; مارکون با رکاب به پهلوی مادیان خود زد؛ صدای سم اسب سربازان پشت سر وی در بالای تپه، تندرآسا به گوش می‌رسید؛ mizan_test_en_fa and it would have been worse than useless to stay and be taken too. بسیار بیهوده بود که او هم بایستد و دستگیر شود. mizan_test_en_fa Turning in the saddle as he galloped away, to fire a last shot in the teeth of the nearest pursuer, هنگامی که در حین تاخت، روز زین برگشت تا آخرین گلوله را به سوی نزدیک‌ترین تعقیب کننده شلیک کند، mizan_test_en_fa he saw the Gadfly, with blood on his face, trampled under the feet of horses and soldiers and spies; خرمگس را دید که با چهره خونین به زیر پای اسب‌ها، سربازان و جاسوسان افتاده است؛ mizan_test_en_fa and heard the savage curses of the captors, the yells of triumph and rage. و دشنام‌های وحشیانه اسیرکنندگان و بانگ خشم و پیروزی را شنید. mizan_test_en_fa He had received from Gemma by post a bundle of printed circulars, the signal agreed upon in case of his being needed in any special emergency; از طرف جما به وسیله پست، یک بسته آگهی چاپی دریافت کرد، علامتی که روی آن توافق شده بود تا هنگام نیاز به حضور وی در یک حادثه ناگهانی به کار برده شود؛ mizan_test_en_fa and, remembering the conversation on the terrace, he guessed the truth at once. و یا به یاد آوردن گفت و گوی روی مهتابی، بی درنگ حقیقت امر را حدس زد. mizan_test_en_fa All through the journey he kept repeating to himself that there was no reason for supposing anything to have happened to the Gadfly, در تمام طول مسافرت، مکررا به خود می‌گفت: دلیلی بر این فرض که حادثه‌ای برای خرمگس روی داده باشد وجود ندارد؛ mizan_test_en_fa and that it was absurd to attach any importance to the childish superstitions of so nervous and fanciful a person همچنین اهمیت دادن به تخیلات واهی و کودکانه شخصی چنین عصبانی و خیالی بیهوده است. mizan_test_en_fa He made a gesture of indifference. مارتینی قیافه بی اعتنایی به خود گرفت: mizan_test_en_fa ;Oh, that's no matter; a good file will get rid of any number of chains. این مهم نیست؛ یک سوهان خوب او را از قید هر مقدار زنجیر هم که باشد آزاد خواهد ساخت. mizan_test_en_fa ;Not one of us would have left him if we had thought he would be taken; اگر فکر می‌کردیم که دستگیر می‌شود هیچ یک او را ترک نمی‌گفتیم؛ mizan_test_en_fa but his directions were quite precise, and it never occurred to us, when he threw down his cap, that he would wait to let them surround him. اما دستورهایش کاملا صریح بود، و ما هرگز به خاطرمان خطور نمی‌کرد که او پس از انداختن کلاهش منتظر بماند تا محاصره‌اش کنند. mizan_test_en_fa I suppose Rivarez must have been startled, for he dropped his pistol hand and put the other one up like this; گمان می‌کنم ریوارز ترسیده باشد، زیرا آن دستش را که تپانچه داشت انداخت و دیگری را این طور بالا گرفت، mizan_test_en_fa laying the back of his left wrist across his eyes ;and of course they all rushed on him.; پشت مچ دست چپش را روی چشمانش قرار داد، البته آنان هم به طرف او حمله بردند. mizan_test_en_fa If Rivarez had put a bullet into His Eminence, instead of letting himself be caught like a tame rabbit, اگر ریوارز به جای آنکه بگذارد خودش مانند یک موش خانگی دستگیر شود گلوله‌ای در بدن عالیجناب داخل می‌کرد، mizan_test_en_fa there'd be one honest man the more and one priest the less.; یک مرد شرافتمند بیشتر و یک کشیش کمتر می‌شد. mizan_test_en_fa Colonel Ferrari, the military Governor at Brisighella, is uncle to the officer that Rivarez wounded; سرهنگ فراری، فرماندار نظامی بریزیگلا عموی آن افسری است که به دست ریوارز زخمی شده است؛ mizan_test_en_fa he's a vindictive sort of brute and won't give up a chance to spite an enemy.; او یک درنده کینه جوست و هیچ فرصتی را برای انتقام گرفتن از دشمن از دست نمی‌دهد. mizan_test_en_fa ;Montanelli was always against the military commissions, and everything of the kind. مونتانلی همیشه با هرگونه محاکمه نظامی و چیزهایی از آن قبیل مخالف بود، mizan_test_en_fa So long as they keep him in Brisighella nothing serious can happen; مادام که ریوارز را در بریزیگلا نگاه دارند هیچ حادثه جدی اتفاق نمی‌افتد. mizan_test_en_fa She let her fingers lie in his for a moment. جما برای لحظه‌ای، انگشتان خود را در دست او نگاه داشت و عاقبت گفت: mizan_test_en_fa ;You were always a good friend, Cesare,; she said at last; ;and a very present help in trouble. سزار! تو همیشه یک دوست خوب و آماده خدمت در سختی بوده‌ای. mizan_test_en_fa A sullen, disaffected populace, whose dangerous mood grew daily more apparent; مردمی عبوس و ناراضی که طبیعت خطرناکشان روز به روز بیشتر هویدا می‌شد، mizan_test_en_fa a district honeycombed with plots and bristling with hidden weapons; an inefficient garrison, of whose loyalty he was more than doubtful, یک منطقه مملو از توطئه‌ها و مخفیگاههای اسلحه، یک پادگان غیرکافی که در وفاداری‌اش تردی بسیار داشت، mizan_test_en_fa and a Cardinal whom he had pathetically described to his adjutant as the ;incarnation of immaculate pig headedness,; و یک کاردینال که او را از روی دلسوزی به نام مجسمه عناد معصومانه mizan_test_en_fa had already reduced him to the verge of desperation. برای آجودان خود توصیف کرده بود، تاکنون درمانده‌اش ساخته بود. mizan_test_en_fa Having begun by disabling both the Governor's favourite nephew and his most valuable spy, the ;crooked Spanish devil; خرمگس، پس از آسیب رساندن به برادرزاده عزیز فرماندار و ارزنده‌ترین جاسوسان او، این شیطان بدکار اسپانیایی mizan_test_en_fa had followed up his exploits in the market place by suborning the guards, به دنبال توطئه‌اش در بازار با اغوای نگهبانان، mizan_test_en_fa browbeating the interrogating officers, and ;turning the prison into a bear garden.; درشتی با افسران بازپرس، و مبدل ساختن زندان به یک جنجال خانه به ماجراجویی‌های خود ادامه داد. mizan_test_en_fa They had subjected him to interrogation upon interrogation ; بارها او را تحت بازپرسی قرار دادند؛ mizan_test_en_fa and after employing, to obtain admissions from him, every device of threat, اما پس از آنکه، برای گرفتن اعتراف از او، به هرگونه تهدید، mizan_test_en_fa persuasion, and stratagem which their ingenuity could suggest, remained just as wise as on the day of his capture. ترغیب و حیله‌ای که نبوغشان اجازه می‌داد توسل جستند، خرمگس باز به همان اندازه روز دستگیری عاقل ماند. mizan_test_en_fa The Governor, when sending in to the Legate his report of the arrest, had begged, as a special favour, permission to superintend personally the investigation of this case; فرماندار، هنگامی که گزارش بازداشت را برای نماینده پاپ فرستاد، به عنوان یک التفات خاص تقاضا کرد که به او اجازه داده شود تا در رسیدگی به این قضیه، شخصا نظارت کند؛ mizan_test_en_fa and, his request having been graciously acceded to, he could not now withdraw without a humiliating confession that he was overmatched. و چون تقاضایش با کمال لطف مورد موافقت قرار گرفت، بدون اعتراف خاضعانه به شکست خود، نمی‌توانست عقب نشینی کند. mizan_test_en_fa The idea of settling the difficulty by a courtmartial had, as Gemma and Michele had foreseen, همان گونه که جما و میکل پیش بینی کرده بودند، فکر رفع این مشکل به وسیله تشکیل یک دادگاه نظامی، mizan_test_en_fa presented itself to him as the only satisfactory solution به عنوان تنها راه حل رضایت بخش، از نظر فرماندار گذشت. mizan_test_en_fa ;There is no case,; Montanelli answered, ;which calls for injustice; مونتانلی پاسخ داد: هیچ موردی وجود ندارد که مستلزم بی عدالتی باشد؛ mizan_test_en_fa and to condemn a civilian by the judgment of a secret military tribunal is both unjust and illegal.; و محکوم کردن یک غیرنظامی با داوری یک دادگاه سری نظامی، هم غیرعادلانه و هم غیرقانونی است. mizan_test_en_fa He joined the infamous attempt of Savigno, and the military commission nominated by Monsignor Spinola would certainly have had him shot or sent to the galleys then, had he not succeeded in escaping to Tuscany. در سوء قصد رسوای ساوینیو شرکت داشته است و اگر موفق نشده بود به توسکانی بگریزد، دادگاه نظامی مأمور از جانب سینیور سپینولار محققا او را در آن موقع کشته و یا برای اعمال شاقه فرستاده بود. mizan_test_en_fa He has offered armed resistance to authority and seriously wounded two officials in the discharge of their duty, مقامات را با یک مقاومت مسلحانه مواجه ساخته و دو کارمند را در حین انجام وظیفه شدیدا زخمی کرده است، mizan_test_en_fa and he is now a standing menace to the peace and order of the town. و اکنون برای آرامش و نظم شهر، یک تهدید دایمی به شمار می‌رود. mizan_test_en_fa ;I do my best, Your Eminence, but I am dependent upon the prison staff, عالیجناب! من منت‌های کوشش خود را به کار می‌برم، ولی متکی به کادر زندان هستم، mizan_test_en_fa and the man seems to have bewitched them all. و به نظر می‌رسد که این مرد همه آنان را مسحور ساخته است. mizan_test_en_fa I have changed the guard four times within three weeks; در عرض سه هفته، چهار بار نگهبانان را تعویض کرداه‌ام؛ mizan_test_en_fa I have punished the soldiers till I am tired of it, and nothing is of any use. سربازان را آن قدر تنبیه کرده‌ام که دیگر خسته شده‌ام. همه چیز بی ثمر است. mizan_test_en_fa That's only human nature, and it's hard on a man to have his little slips of twenty years ago raked up and thrown in his teeth ; این صرفا طبیعت بشر است، و برای یک مرد مشکل است که ببیند خطاهای کوچک مربوط به بیست سال پیش او جمع شده است و به رویش زده می‌شود … mizan_test_en_fa ;Of course it was very wrong, Your Eminence; but his friends paid it back at once, عالیجناب، البته عمل بسیار بدی بود؛ ولی دوستانش بلافاصله آن را پرداختند؛ mizan_test_en_fa and the affair was hushed up, he comes of a good family, and ever since then he has been irreproachable. بر آن موضوع هم سرپوش گذاشته شد او از خانواده محترمی است از آن پس نیز منزه بوده است. mizan_test_en_fa How Rivarez found out about it I can't conceive; ریوارز چگونه توانسته است آن را کشف کند، به تصور من نمی‌گنجد؛ mizan_test_en_fa but the first thing he did at interrogation was to bring up this old scandal before the subaltern, too! اما نخستین کار او در بازپرسی، برملا ساختن این افتضاح گذشته بود آن هم در برابر افسر زبردست! mizan_test_en_fa If Your Eminence would only be present at one of the interrogations, اگر عالیجناب فقط یک بار در یکی از بازپرسی‌ها حضور می‌یافتید، mizan_test_en_fa I am sure you would realize He needn't know anything about it. You might overhear him from ; مطمئنا قانع می‌شدید؛ نیازی نیست که او از این موضوع اطلاع داشته باشد، ممکن است حرف‌های او را از … mizan_test_en_fa Montanelli turned round and looked at the Governor with an expression which his face did not often wear. مونتانلی برگشت و، با حالتی که چهره‌اش کم‌تر آن را به خود می‌گرفت، به فرماندار نگریست: mizan_test_en_fa ;I am a minister of religion,; he said; ;not a police spy; من یک نماینده مذهبی هستم، نه جاسوس پلیس؛ mizan_test_en_fa and eavesdropping forms no part of my professional duties.; و استراق سمع جزء هیچ یک از وظایف حرفه‌ای من نیست. mizan_test_en_fa It is with great diffidence that I venture to press the point after what Your Eminence has said; علی رغم آنچه عالیجناب بیان داشتند با خضوع بسیار، جسارتا روی این مطلب پافشاری می‌کنم؛ mizan_test_en_fa but after all I am responsible to Monsignor the Legate for the order of the town ; اما بالاتر از همه، من در برابر منسینیور، نماینده پاپ، در مور نظم شهر، مسئولیت دارم … mizan_test_en_fa It was quite enough, as he remarked to his wounded nephew, to have this Most Eminent son of Balaam's ass laying down the law, همان گونه که به برادرزاده زخمی‌اش اظهار داشت، فقط کافی بود که این عالیجاه کرله خربلعام را وادار به زیرپا گذاردن قانون کنیم، mizan_test_en_fa without running any risk of the soldiers plotting with Rivarez and his friends to effect an escape on the way. و در معرض خطر توطئه سربازان با ریوارز و دوستان او جهت فرارش در راه قرار نگیریم. mizan_test_en_fa When the Gadfly, strongly guarded, entered the room where Montanelli was writing at a table covered with papers, هنگامی که خرمگس، با مراقبت بسیار، به اتاقی که در آن مونتانلی پشت میزی پوشیده از نامه مشغول نوشتن بود وارد شد، mizan_test_en_fa a sudden recollection came over him, of a hot midsummer afternoon when he had sat turning over manuscript sermons in a study much like this. خاطره‌ای ناگهانی از یک بعد از ظهر نیمه تابستان، آنگاه که او در دفتری درست به همین شکل نشسته و سرگرم زیر رو کردن مواعظ خطی بود، در نظرش مجسم شد. mizan_test_en_fa So I have heard; but these questions are put by officials who are investigating your case این طور شنیده‌ام؛ اما آن سؤالات را مأمورانی که مأمور رسیدگی به وضع شما هستند mizan_test_en_fa and whose duty is to use your answers as evidence.; و وظیفه‌شان این است که از پاسخ‌های شما به عنوان مدرک استفاده کنند، مطرح می‌کنند. mizan_test_en_fa ;It is a m m mere trifle, as you see,; he said. چنانکه می‌بینید، چیز کاملا بی اهمیتی است؛ mizan_test_en_fa ;When I was arrested the other day, thanks to Your Eminence,; آن روز هنگامی که بازداشت شدم از برکت سر عالیجناب mizan_test_en_fa he made another little bow, ;one of the soldiers stamped on it.; تعظیم کوچک دیگری نمود یکی از سربازان آن را لگد کرد. mizan_test_en_fa The Gadfly, with a face as hard as beaten iron, held out the hand, خرمگس دستش را با سیمایی سخت، چون آهن چکش خورده، پیش برد mizan_test_en_fa and Montanelli, after bathing the injured place, gently bandaged it. و مونتانلی پس از شست و شوی محل آسیب دیده به آرامی آن را در تنزیب پیچید؛ mizan_test_en_fa Evidently he was accustomed to such work. ظاهرا به این کار عادت داشت. mizan_test_en_fa That is to say, that if I were to let you escape from here now, یعنی اگر من می‌گذاشتم که از این جا بگریزد mizan_test_en_fa supposing I had the power to do so, you would use your freedom to foster violence and bloodshed instead of preventing them?; به فرض این که چنین قدرتی داشتم آزادی خود را صرف ترویج تجاوز و خونریزی می‌کردید، نه منع آن؟ mizan_test_en_fa ;Signor Rivarez,; said the Cardinal with unruffled composure, کاردینال، بی آنکه مانت خود را از دست بدهد، گفت: سینیور ریوارز، mizan_test_en_fa ;I have not insulted you as yet, or spoken slightingly of your beliefs or friends. من تاکنون نه اهانتی به شما نموده و نه از متعتقدات و یارانتان به تحقیر یاد کرده‌ام. mizan_test_en_fa But I fancied at the time that there was some personal animosity towards me; اما در آن موقع تصور می‌کردم که یک نفرت خصوصی نسبت به من وجود دارد؛ mizan_test_en_fa and if so, I should be glad to know whether I have ever done you wrong or in any way given you cause for such a feeling.; اگر چنین باشد، مایلم بدانم که آیا هرگز نسبت به شما مرتکب خطایی شده و یا به هر حال انگیزه چنین احساسی بوده‌ام؟ mizan_test_en_fa The Gadfly put up the bandaged hand to his throat. خرمگس دست تنزیب پیچ شده را بر گلو نهاد mizan_test_en_fa ;I must refer Your Eminence to Shakspere,; he said with a little laugh. و با خنده کوتاهی گفت: من باید ذهن عالیجناب را متوجه شکسپیر سازم؛ mizan_test_en_fa ;It's as with the man who can't endure a harmless, necessary cat. این به ماجرای مردی می‌ماند که نمی‌تواند یک گربه بی آزار و ضروری را تحمل کند. mizan_test_en_fa When you stated, in answer to my sermon, that I knew the identity of the anonymous writer, هنگامی که در پاسخ وعظ من مدعی شدید که از هویت نویسنده ناشناس اطلاع داشته‌ام، mizan_test_en_fa you made a mistake, I do not accuse you of wilful falsehood, and stated what was untrue. مرتکب خطایی شدید من شما را متهم به دروغگویی عمدی نمی‌کنم و چیزی را بیان کرداید که واقعیت نداشت. mizan_test_en_fa The Gadfly put his head on one side, like an intelligent robin, خرمگس سرش را به یک سو متمایل کرد، مانند یک سینه سرخ تربیت شده mizan_test_en_fa looked at him for a moment gravely, then suddenly threw himself back and burst into a peal of laughter. لحظه‌ای باوقار به او نگریست، سپس ناگهان خود را به عقب انداخت و قهقه‌ای سر داد. mizan_test_en_fa ;It was a shame, I know,; the Gadfly answered, looking up with wide, innocent blue eyes. خرمگس با چشمان درشت آبی و معصوم نگاهی کرد و پاسخ داد: می‌دانم، شرم آور بود، mizan_test_en_fa ;And you s s swallowed everything whole; just as if it had been an oyster. و شما همه آن را م م می‌بلعیدید؛ درست مثل آنکه یک صدف خوراکی باشد. mizan_test_en_fa He had realized from the first that the Gadfly was trying to make him lose his temper, از ابتدا دریافته بود که خرمگس سعی می‌کند او را خشمگین سازد، mizan_test_en_fa and had resolved to keep it whatever happened; بنابراین تصمیم گرفته بود به هر ترتیب که باشد تسلط بر خود را حفظ کنند، mizan_test_en_fa but he was beginning to find excuses for the Governor's exasperation. اما بتدریج درماندگی فرماندار را موجه می‌دید. mizan_test_en_fa ;What I wanted to see you for particularly is this: علت بخصوص تمایل من به دیدار شما این است: mizan_test_en_fa My position here as Cardinal gives me some voice, if I choose to claim my privilege, مقام کاردینالی من در اینجا به من این اجازه را می‌دهد که اگر بخواهم از امتیاز خود استفاده نمایم، mizan_test_en_fa in the question of what is to be done with you. سؤال کنم چه اقدامی در مورد شما به عمل خواهند آورد. mizan_test_en_fa I sent for you, therefore, partly in order to ask whether you have anything to complain of, I will see about the irons; بنابراین، شما را احضار کردم. از طرفی به خاطر آنکه سؤال کنم آیا شکایتی دارید در مورد زنجیر رسیدگی خواهم کرد؛ mizan_test_en_fa but perhaps there is something else, and partly because I felt it right, ولی شاید مطلب دیگری هم باشد از طرف دیگر، به علت آنکه لازم می‌دانستم، mizan_test_en_fa before giving my opinion, to see for myself what sort of man you are.; قبل از آنکه نظر خود را بدهم، شخصا ببینم که شما چگونه آدمی هستید. mizan_test_en_fa As for what sort of man I am, you have had a romantic confession of my sins once. اما در مورد اینکه من چگونه آدمی هستم، شما یک بار اعتراف شاعرانه‌ای از گناهان من شنیده‌اید، mizan_test_en_fa Is not that enough; or w w would you like me to begin again?; این کافی نیست؟ و یا مایلید که باز از سر گیرم؟ mizan_test_en_fa ;Signor Rivarez,; said Montanelli, stopping at last in front of him, عاقبت، مونتانلی در مقابل او ایستاد و گفت: سینیور ریوارز، mizan_test_en_fa ;you have done a thing to me that a man who was born of a woman should hesitate to do to his worst enemy. شما رفتاری با من کرده‌اید که هر مردی که از زنی زاده شده باشد در انجام آن نسبت به بدترین دشمنان خود نیز مردد می‌ماند. mizan_test_en_fa ;It am m mused me, Your Eminence; you took it all so much to heart, عالیجناب، مرا سرگرم می‌کرد؛ شما بیش از حد آن را به دل گرفتید، mizan_test_en_fa and it rem m minded me a little bit of a variety show ; و این مرا به یاد … تا اندازه‌ای به یاد یک سیرک سیار … mizan_test_en_fa The Gadfly seemed to have left some terrible shadow of himself, some ghostly trail of his personality, to haunt the room; به نظر می‌رسید که خرمگس سایه‌ای وحشتناک از خودش، اثری خیالی از شخصیتش به جا گذاشته بود تا در اتاق مسکن کند؛ mizan_test_en_fa and Montanelli sat trembling and cowering, مونتانلی نیز لرزان و خمود نشست، mizan_test_en_fa not daring to look up lest he should see the phantom presence that he knew was not there. و از بیم آنکه مبادا آن وجود خیالی را که می‌دانست در آنجا نیست ببیند، جرئت سربلند کردن نداشت. mizan_test_en_fa It was a mere fancy of overwrought nerves; تصور محض یک اعصاب فرسوده بود؛ mizan_test_en_fa but he was seized with an unutterable dread of its shadowy presence اما هراسی غیر قابل توصیف از وجود خیالی خرمگس، او را فرا گرفت mizan_test_en_fa of the wounded hand, the smiling, cruel mouth, the mysterious eyes, like deep sea water از آن دست زخمی، دهان متبسم وحشتناک، و چشمان اسرار آمیز که همچون آب دریای ژرف بود. mizan_test_en_fa He protested so emphatically against the manner in which the Gadfly had been chained that the unfortunate Governor, با چنان حرارتی نسبت به در زنجیر کشیدن خرمگس اعتراض کرد که فرماندار نگون بخت، mizan_test_en_fa who by now was at his wit's end, knocked off all the fetters in the recklessness of despair. که دیگر عقلش به جایی نمی‌رسید، همه زنجیرها را با بی پروایی حاصل از نومیدی به گوشه‌ای انداخت. mizan_test_en_fa In my young days malefactors were malefactors and were treated accordingly در دوران جوانی من، تبه کار، تبه کار بود و به همان قرار با وی رفتار می‌شد؛ mizan_test_en_fa and nobody thought a traitor any better than a thief. کسی هم یک خائن را بهتر از یک دزد نمی‌دانست. mizan_test_en_fa ;I don't see what business he has got to interfere at all,; the adjutant remarked. آجودان اظهار داشت: من نمی‌دانم اصولا عالیجناب چه حق دارد که دخالت کند؛ mizan_test_en_fa ;He is not a Legate and has no authority in civil and military affairs. او نماینده پاپ نیست و هیچ گونه اختیاری در امور نظامی و غیر نظامی ندارد. mizan_test_en_fa The Governor shook his head ruefully. فرماندار سرش را اندوهناک تکان داد؛ mizan_test_en_fa A world in which Cardinals troubled themselves over trifles of prison discipline دنیایی که در آن کاردینالها خود را بر سر جزئیات نظم یک زندان به زحمت می‌انداختند mizan_test_en_fa and talked about the ;rights; of political offenders was a world that was growing too complex for him. و در مورد حقوق مجرمین سیاسی صحبت می‌کردند، بتدریج، برای او دنیای بسیار پیچیده‌ای می‌شد. mizan_test_en_fa The meeting with Montanelli had strained his endurance almost to breaking point; ملاقات با مونتانلی، تحمل وی را تقریبا به نقطه شکست رسانده بود؛ mizan_test_en_fa and his final brutality about the variety show had been uttered in sheer desperation, آخرین خشونتش در مورد سیرک سیار در یک نومیدی محض بیان شد، mizan_test_en_fa merely to cut short an interview which, in another five minutes, would have ended in tears. و صرفا به خاطر قطع مصاحبه‌ای بود که اگر تا پنج دقیقه دیگر ادامه می‌یافت، منتهی به گریه می‌شد. mizan_test_en_fa Called up for interrogation in the afternoon of the same day, هنگامی که در بعد از ظهر همان روز، برای بازپرسی احضار گردید، mizan_test_en_fa he did nothing but go into convulsions of laughter at every question put to him; در مقابل هر سؤالی که از او می‌شد تنها یک خنده تشنج آمیز سر می‌داد؛ mizan_test_en_fa and when the Governor, worried out of all patience, lost his temper and began to swear, he only laughed more immoderately than ever. و فرماندار پس از آنکه همه شکیبایی‌اش به پایان رسید، به خشم آمد و شروع به دشنام دادن کرد. mizan_test_en_fa but finally came, as James Burton had come long ago, to the conclusion that it was mere waste of breath and temper to argue with a person in so unreasonable a state of mind. ولی عاقبت بدین نتیجه رسید همان گونه که جیمز برتن مدتی قبل رسیده بود که استدلال برای شخصی که چنین وضع غیرعاقلانه‌ای دارد فقط ضایع کردن وقت و اعصاب است. mizan_test_en_fa The Gadfly was once more taken back to his cell; خرمگس یک بار دیگر به سلولش برده شد؛ mizan_test_en_fa and there lay down upon the pallet, in the mood of black and hopeless depression which always succeeded to his boisterous fits. و آنجا با حال نزار و یأسی بی پایان که همیشه از پی آن حمله‌ها می‌آید، بر روی تشک کاهی آرمید. mizan_test_en_fa He lay till evening without moving, without even thinking تا شب بدون حرکت، حتی بدون آنکه فکر کند، دراز کشید؛ mizan_test_en_fa he had passed, after the vehement emotion of the morning, into a strange, half apathetic state, in which his own misery was hardly more to him than a dull and mechanical weight, پس از هیجان شدید صبح به یک حالت نیمه بی حسی عجیبی دچار شد که در آن بدبختی خودش، به نظر او، به زحمت بیشتر از سنگینی خودبه خودی و توانفرسایی بود mizan_test_en_fa pressing on some wooden thing that had forgotten to be a soul. که بر یک شیء چوبی فشار می‌آورد؛ شیئی که روح بودنش از یاد رفته است. mizan_test_en_fa In truth, it was of little consequence how all ended; در حقیقت، اینکه چگونه همه چیز پایان یافت، اهمیت چندانی نداشت؛ mizan_test_en_fa the one thing that mattered to any sentient being was to be spared unbearable pain, تنها موضوعی که برای هر موجود مدرک اهمیت داشت، رها شدن از درد غیرقابل تحمل بود؛ mizan_test_en_fa and whether the relief came from altered conditions or from the deadening of the power to feel, was a question of no moment. و اینکه آیا این آرامش از تغییر شرایط یا نیروی کشنده ادراک منتج می‌شد، مسئله حال حاضر نبود. mizan_test_en_fa When the door was locked on him again, and he had satisfied himself that no one was watching at the spy hole, هنگامی که در مجددا قفل شد، خرمگس خود را قانع ساخت که کسی از روزنه در مراقب او نیست؛ mizan_test_en_fa he took up the piece of bread and carefully crumbled it away. آن قطعه نان را برداشت و بدقت پاره کرد. mizan_test_en_fa Get the filing done as fast as possible, and come by the passage between two and three. کار سوهان کشی را هرچه زودتر به انجام برسان، و ساعت دو یا سه از طریق راهرو زیرزمینی بیا؛ mizan_test_en_fa We are quite ready and may not have another chance.; ما کاملا آماده‌ایم و ممکن است فرصت دیگری به دست نیاوریم. mizan_test_en_fa Oh, he could manage that in the course of the night if he made haste اوه، اگر عجله کند می‌تواند آن را در طول شب به پایان رساند mizan_test_en_fa How had Gemma and Martini contrived to get everything ready so quickly disguises, passports, hiding places? چگونه جما و مارتینی توانسته بودند همه چیز را به این سرعت مهیا کنند لباس مبدل، گذرنامه، مخفیگاه؟ mizan_test_en_fa And yet he could not help being glad that it was she who had struck on the idea of his utilizing the subterranean passage, instead of letting himself down by a rope ladder, as the smugglers had at first suggested. مع هذا از اینکه، به عوض فرود آمدن از نردبام ریسمانی، طبق پیشنهاد اولیه قاچاقچیان، جما پیشنهاد کرده بود که از راهروی زیرزمینی استفاده کند نمی‌توانست خوشحال نباشد. mizan_test_en_fa The Gadfly, on receiving information of this, was to file through the bars of his window, خرمگس قرار بود پس از دریافت این خبر، میله‌های پنجره‌اش را با سوهان ببرد، mizan_test_en_fa tear his shirt into strips and plait them into a rope, by means of which he could let himself down on to the broad east wall of the courtyard. پیراهنش را به صورت چندین نوار پاره کند، مانند یک طناب به هم بپیچد تا به وسیله آن بتواند خود را روی دیوار شرقی عریض حیاط پایین بکشد. mizan_test_en_fa Along this wall he was to creep on hands and knees while the sentinel was looking in the opposite direction, lying flat upon the masonry whenever the man turned towards him. می‌باید در طول این دیوار، هنگامی که نگهبان متوجه سمت مقابل است با دست و پا بخزد و هرجا که سرباز به طرف او برمی گردد روی سنگ‌ها بخوابد. mizan_test_en_fa It was upheld, to some extent, by a thick growth of ivy; این برج تا اندازه‌ای در پناه یک بوته پرپشت پاپیتال قرار گرفته بود؛ mizan_test_en_fa but great masses of crumbling stone had fallen inward and lay in the courtyard, heaped against the wall. اما توده بزرگی از خرده سنگها به داخل ریخته و در حیاط پشت دیوار قرار داشت. mizan_test_en_fa From this turret he was to climb down by the ivy and the heaps of stone into the courtyard; قرار بود از این برج کوچک به وسیله پاپیتال و توده سنگها به حیاط فرود آید؛ mizan_test_en_fa and, softly opening the unlocked gate, to make his way along the passage to a subterranean tunnel communicating with it. و آهسته دروازه آهنی را که قفلش گشوده شده بود؛ باز کند و از طریق راهرو، به طرف یک تونل زیرزمینی که به آن راه داشت برود. mizan_test_en_fa Centuries ago this tunnel had formed a secret corridor between the fortress and a tower on the neighbouring hill; قرن‌ها پیش این تونل، میان دژ و برجی در تپه مجاور، یک معبر سری به وجود آورده بود؛ mizan_test_en_fa now it was quite disused and blocked in many places by the falling in of the rocks. اکنون کاملا بلااستفاده مانده و در چند جا به وسیله ریزش صخره‌ها مسدود شده بود. mizan_test_en_fa no one suspected that stores of forbidden merchandise were often kept, for weeks together, under the very ramparts of the fortress itself, کسی گمان نمی‌برد که به وسیله موجودی کالاهای قاچاق اغلب برای هفته‌ها در زیر باروهای خود دژ نگاه داشته می‌شد، mizan_test_en_fa while the customs officers were vainly searching the houses of the sullen, wrathful eyed mountaineers. حال آنکه افسران گمرک بیهوده خانه کوه نشینان عبوس و خشم برافروخته را جست وجو می‌کردند. mizan_test_en_fa At this hole the Gadfly was to creep out on to the hillside, and make his way in the dark to a lonely spot از این راه بود که خرمگس باید خزیده به سوی دامنه کوه برود و راه خود را در تاریکی به طرف نقطه خلوتی mizan_test_en_fa where Martini and a smuggler would be waiting for him. که مارتینی و یک قاچاقچی در آنجا انتظارش را داشتند در پیش گیرد. mizan_test_en_fa The one great difficulty was that opportunities to unlock the gate after the evening patrol did not occur every night, مشکل بزرگ این بود که فرصت گشودن قفل دروازه پس از گشت شبانه، هر شب به دست نمی‌آمد mizan_test_en_fa and the descent from the window could not be made in very clear weather without too great a risk of being observed by the sentinel. و فرود آمدن از پنجره در هوای بسیار روشن بدون برخورد با خطر شدید دیده شدن به وسیله نگهبان امکان نداشت. mizan_test_en_fa He had better lie down a bit, too, and try to get a little sleep; بهتر بود اندکی استراحت کند، و کوشش نماید تا مدت کوتاهی به خواب رود؛ mizan_test_en_fa it would not be safe to begin filing before ten o'clock, and he would have a hard night's work. پرداختن به کار سوهان کشیدن تا قبل از ساعت ده بی خطر نبود؛ همچنین کار شبانه سختی در پیش داشت. mizan_test_en_fa But he, for his part, would never consent to it. Anything rather than that! اما او شخصا هرگز با آن موافقت نمی‌کرد؛ هر کاری بر آن ترجیح داشت؛ mizan_test_en_fa If he escaped, it should be his own doing and that of his comrades; he would have no favours from priests. اگر می‌گریخت، این کار را باید خود او و یا دوستانش انجام می‌دادند؛ او یاری کشیشان را نمی‌خواست. mizan_test_en_fa The pain in his side was indigestion, or a chill, or some such thing; درد پهلویش به علت سوءهاضمه، چاییدن و یا چیزی از این قبیل بود؛ mizan_test_en_fa not much wonder, after three weeks of this insufferable prison food and air. پس از سه هفته سر کردن با این غذا و هوای غیرقابل تحمل زندان، چندان تعجبی نداشت. mizan_test_en_fa A quarter past ten half past ten a quarter to eleven He filed and filed, ده و یک رفع ده و نیم یک ربع به یازده برید و باز هم برید، mizan_test_en_fa and every grating scrape of the iron was as though someone were filing on his body and brain. و با هر خش خش ساییدن آهن، گویی کسی بر مغز و پیکرش سوهان می‌کشید. mizan_test_en_fa No, he dared not stop to rest; نه، جرئت آن را نداشت که استراحت کند؛ mizan_test_en_fa if he once put the horrible thing down he should never have the courage to begin again. اگر یک بار آن شیء وحشتناک را زمین می‌گذاشت هرگز شهامت آن را نداشت که باز از سر گیرد. mizan_test_en_fa He dropped the file and flung out both hands blindly, سوهان را انداخت و دست‌هایش را بی اراده به طرفین پرت کرد. mizan_test_en_fa praying, in his utter desperation, for the first time since he had been an atheist; برای اولین بار پس از آنکه مرتد شده بود، در منت‌های نومیدی، به دعا پرداخت؛ mizan_test_en_fa praying to anything to nothing to everything. به همه چیز دعا کرد به هیچ چیز، به هیچ چیز … mizan_test_en_fa At first he dreamed vaguely, confusedly; ابتدا مبهم و آشفته خواب دید؛ mizan_test_en_fa broken fragments of images and fancies followed each other, fleeting and incoherent, قطعات شکسته تصاویر و اوهام، فرار و نامربوط، از پی یکدیگر حرکت می‌کردند؛ mizan_test_en_fa but all filled with the same dim sense of struggle and pain, the same shadow of indefinable dread. اما همه آکنده از همان مفهوم درد و تقلا بودند؛ همان سایه وحشت وصف ناپذیر. mizan_test_en_fa Everywhere there were people, walking up and down; talking, laughing, shouting; همه جا مردم بالا و پایین می‌رفتند؛ گفت و گو می‌کردند، می‌خندیدند، فریاد می‌زدند، mizan_test_en_fa praying, ringing bells, and clashing metal instruments together. دعا می‌کردند، زنگ‌ها را به صدا در می‌آوردند و آلات فلزی را به هم می‌کوفتند؛ mizan_test_en_fa Sometimes he would get away to a little distance from the noise, and would lie down, now on the grass, گاهی، مسافتی کوتاه از سر و صدا دور می‌شد و می‌آرمید؛ یک بار روی چمن، mizan_test_en_fa now on a wooden bench, now on some slab of stone. بار دیگر روی نیمکت چوبی، سپس روی یک تخته سنگ. mizan_test_en_fa He would shut his eyes and cover them with both hands to keep out the light; چشمانش را می‌بست و آنهعا را با هر دو دست می‌پوشاند تا از نور جلوگیری کند، mizan_test_en_fa and would say to himself: ;Now I will get to sleep. و به خود می‌گفت: اکنون خواهم خفت، mizan_test_en_fa ; Then the crowds would come sweeping up to him, shouting, yelling, calling him by name, begging him: ;Wake up! آنگاه جمعیت فریادکشان و فریاد زنان، به سویش می‌آمدند، او را با نام می‌خواندند و از وی تقاضا می‌کردند: برخیز! mizan_test_en_fa On and on he wandered, and came out upon the sea shore, باز سرگردان پیش رفت و پیش رفت و در ساحل دریا mizan_test_en_fa on the barren rocks where the fierce light struck down, and the water moaned its low, perpetual wail of unrest. روی صخره‌های خشک سر در آورد، آنجا که نور خیره کننده به زیر می‌تابید، و آب مویه آهسته و دایمی نابسامانی خود را سر می‌داد. mizan_test_en_fa ;It is nine o'clock, and the Governor has called. ساعت نه است، فرماندار نیز به ملاقات آمده است، mizan_test_en_fa He says he has very important business, and knowing Your Eminence to be an early riser ; می‌گوید کار بسیار مهمی دارد؛ و چون می‌دانسته است که عالیجناب زود از خواب برمی خیزد … mizan_test_en_fa ;He was found in the courtyard, right against the little iron gate. او را در حیاط، درست پهلوی دروازه آهنی کوچک یافتند، mizan_test_en_fa When the patrol came in to inspect the courtyard at three o'clock this morning one of the men stumbled over something on the ground; هنگامی که گشتی در ساعت سه صبح امروز برای بازدید حیاط می‌آید، پای یکی از سربازان به چیزی که به زمین افتاده بود گیر می‌کند؛ mizan_test_en_fa and when they brought the light up they found Rivarez lying across the path unconscious. پس از آنکه چراغی می‌آورند مشاهده می‌کنند که ریوارز مدهوش در کنار راه افتاده است. mizan_test_en_fa They raised an alarm at once and called me up; بی درنگ آژیر می‌کشند و مرا می‌خواهند؛ mizan_test_en_fa and when I went to examine his cell I found all the window وقتی که برای بازدید سلولش رفتم، دیدم که میله‌های پنجره، mizan_test_en_fa bars filed through and a rope made of torn body linen hanging from one of them. بریده شده، و طنابی که از یک پیراهن پاره تهیه گشته به یکی از میله‌ها آویزان است. mizan_test_en_fa There is no trace of heart disease that he can find to account for the thing; اثری از حمله قلبی وجود ندارد که بتواند به آن مربوطش بداند؛ mizan_test_en_fa but whatever is the matter with him, it is something that must have come on suddenly, just when he had nearly managed to escape. اما هرچه‌اش باشد، چیزی است که به طور ناگهانی بروز کرده است؛ درست در آن لحظه‌ای که می‌خواسته است فرار کند. mizan_test_en_fa ;I tell you,; Martini answered, ;the only thing I can think of is that one of these attacks must have come on, مارتینی پاسخ داد: ببینید، تنها چیزی که به فکر من می‌رسد، این است که باید یکی از آن حمله‌ها به او دست داده باشد، mizan_test_en_fa and that he must have struggled against it as long as his strength lasted and have fainted from sheer exhaustion when he got down into the courtyard.; و حتما تا آنجا که قدرت داشته با آن مبارزه کرده و پس از آنکه به حیاط رسیده، به علت ناتوانی محض، از هوش رفته است. mizan_test_en_fa the smuggler asked, glancing towards the other end of the room, قاچاقچی، ضمن نگاهی به انتهای دیگر اتاق، mizan_test_en_fa where Gemma sat alone, her hands lying idly in her lap, آنجا که جما تنها نشسته و دست‌هایش بی حال روی دامنش قرار گرفته بود mizan_test_en_fa her eyes looking straight before her into blank nothingness. و به میان نیستی محض خیره می‌نگریست. mizan_test_en_fa ;Well, it has occurred to me that if I were to get in the Governor's way when the procession passes close by the fortress on Corpus Domini day and fire in his face, باری، به خاطرم رسید که اگر من در موقع عبور دسته در روز از نزدیک دژ، سر راه فرماندار را بگیرم و به او شلیک کنم، mizan_test_en_fa all the sentinels would come rushing to get hold of me, همه نگهبانان برای دستگیری‌ام هجوم می‌آورند؛ mizan_test_en_fa and some of you fellows could perhaps help Rivarez out in the confusion. آن وقت شاید تعدادی از شما بتوانید در آن آشفتگی به خروج ریوارز کمک کنید. mizan_test_en_fa ;Make haste, Michele! ; he said, throwing open the verandah door and looking out. قاچاقچی به محض آنکه به او نگاه کرد چشمانش از اشک پر شد و ضمن آنکه در ایوان را گشود و به بیرون نگاه کرد، گفت: میکل، عجله کن! mizan_test_en_fa The attack was a violent one, and the Governor, rendered brutal by fear and perplexity, حمله بسیار شدید بود، فرماندار نیز از ترس و نگرانی مرتکب عمل وحشیانه‌ای شد، mizan_test_en_fa had not only chained him hand and foot, but had insisted on his being bound to his pallet with leather straps, نه تنها دست و پای او را در زنجیر گذاشت بلکه پافشاری کرد تا او به وسیله بندهای چرمی به تشک کاهی‌اش بسته شود، mizan_test_en_fa drawn so tight that he could not move without their cutting into the flesh. چنان محکم که جز در صورت بریده شدن گوشت تنش نتوانست حرکت کند. mizan_test_en_fa The doctor was quite willing to give it; دکتر با دادن آن کاملا موافق بود؛ mizan_test_en_fa but the Governor, hearing of the request, sharply forbade ;any such foolery. اما فرماندار پس از شنیدن درخواست این گونه کارهای احمقانه را اکیدا قدغن کرد: mizan_test_en_fa ; ;How do you know what he wants it for? ; he said. از کجا می‌دانید که آن را برای چه می‌خواهد؟ mizan_test_en_fa So the seventh night passed without any relief, بدین ترتیب، شب هفتم بدون هیچ گونه آسایش سپری شد، mizan_test_en_fa and the soldier stationed on guard at the cell door crossed himself, shuddering, over and over again, as he listened all night long to heart rending moans. و سربازی که در مقابل در سلول پاس می‌داد از شنیدن ناله‌های جانگداز او در تمام طول شب بارها لرزان بر خود صلیب کشید. mizan_test_en_fa Ten days afterwards the Governor called again at the palace, فرماندار، ده روز بعد مجددا به قصر رفت، mizan_test_en_fa but found that the Cardinal had gone to visit a sick man at Pieve d'Ottavo, اما دریافت که کاردینال جهت عیادت از یک مرد بیمار به پیودوتاو رفته است mizan_test_en_fa and was not expected home till the afternoon. و انتظار نمی‌رود که تا بعد از ظهر به خانه بازگردد. mizan_test_en_fa The Governor, with a hasty glance into the looking glass, to make sure that his uniform was in order, فرماندار پس از آنکه عجولانه نگاهی در آینه انداخت تا اطمینان حاصل کند که اونیفورمش مرتب است، mizan_test_en_fa put on his most dignified air, and went into the reception room, قیافه بسیار موقری گرفت و به اتاق پذیرایی رفت. mizan_test_en_fa where Montanelli was sitting, beating his hand gently on the arm of the chair مونتانلی در اتاق پذیرایی نشسته بود؛ دستش را آرام روی دسته صندلی می‌زد mizan_test_en_fa and looking out of the window with an anxious line between his brows. و با خطی از نگرانی در میان ابروهایش از پنجره به خارج می‌نگریست. mizan_test_en_fa ;I heard that you called to day,; he said, cutting short the Governor's polite speeches with a slightly imperious manner which he never adopted in speaking to the country folk. مونتانلی، کلام مؤدبانه فرماندار را با لحن نسبتا تحکم آمیزی که هیچ گاه در صحبت با روستانشینان به کار نمی‌برد قطع کرد و گفت: شنیدم که امروز به ملاقات من آمده بودید. mizan_test_en_fa If you still have an objection to the course I proposed taking, اگر هنوز با طرحی که من قصد انجام آن را داشتم مخالف هستید، mizan_test_en_fa I should be sincerely glad of your advice in the matter; از راهنمایی‌تان در این مورد صمیمانه خوشوقت می‌شوم؛ mizan_test_en_fa for, honestly, I don't know what to do.; زیرا براستی نمی‌دانم چه کنم. mizan_test_en_fa ;I am exceedingly sorry, Your Eminence, if I seem to oppose you, عالیجناب، اگر به نظر می‌رسد که با شما مخالفت می‌کنم بی اندازه معذرت می‌خواهم؛ mizan_test_en_fa but I can't undertake to be responsible for the peace of the town if Rivarez is not got rid of before then. ولی اگر تا قبل از آن روز از دست ریوارز آسوده نشوم، مسئولیت آرامش شهر را نمی‌توانم بر عهده بگیرم. mizan_test_en_fa All the roughest set in the hills collects here for that day, as Your Eminence knows, همان گونه که عالیجناب اطلاع دارید، آن روز خشن‌ترین افراد کوهستان‌ها در اینجا جمع می‌شوند، mizan_test_en_fa and it is more than probable that they may attempt to break open the fortress gates and take him out. و احتمال بسیار دارد که دروازه‌های دژ را بگشایند و او را بیرون آورند. mizan_test_en_fa ;I heard, both this morning and yesterday, from confidential agents of mine, من، هم امروز و هم دیروز از مأموران محرمانه شنیده‌ام mizan_test_en_fa that a great many rumours are circulating all over the district که شایعات زیادی در سراسر این ناحیه منتشر شده است، mizan_test_en_fa and that the people are evidently up to some mischief or other. و مردم ظاهرا آماده شرارتی هستند mizan_test_en_fa But one can't find out the details; if one could it would be easier to take precautions. ولی به جزئیات آن نمی‌توان پی برد؛ اگر انسان می‌توانست پی ببرد، انجام اقدامات احتیاطی سهلتر می‌شد. mizan_test_en_fa Yesterday morning I went into the cell to ask him a few questions; صبح دیروز به سلول رفتم تا از او سؤالاتی بکنم، mizan_test_en_fa he is not well enough yet to come to me for interrogation هنوز به اندازه کافی حالش خوب نیست که برای بازپرسی به نزد من بیاید، mizan_test_en_fa and indeed, I thought it best not to run any risk of the people seeing him until he recovers. در واقع فکر کردم بهتر است تا روزی که بهبود نیافته است خود را با این خطر که مردم او را ببینند مواجه نسازم؛ mizan_test_en_fa Such absurd stories always get about at once.; این گونه داستان‌های بی اساس همیشه فورا پخش می‌شود. mizan_test_en_fa Fortunately, however, the Governor was fingering his sword belt, and did not see the look. هرچند خوشبختانه فرماندار با بند شمشیرش بازی می‌کرد و متوجه آن نگاه نشد، mizan_test_en_fa He went on placidly: ;I have not subjected him to any particular severities, به آرامی ادامه داد: من هیچ گونه خشونت خاصی در مورد او به کار نبرده‌ام، mizan_test_en_fa but I have been obliged to be rather strict with him especially as it is a military prison ولی ناگزیر بودم که با او سختیگر باشم، بویژه که اینجا یک زندان نظامی است. mizan_test_en_fa I offered to relax the discipline considerably if he would behave in a reasonable manner; دستور دادم، در صورتی که او بخواهد رفتار عاقلانه‌ای در پیش گیرد، انضباط به نحو قابل ملاحظه‌ای سست شود؛ mizan_test_en_fa and how does Your Eminence suppose he answered me? به این ترتیب عالیجناب فکر می‌کنید او چه پاسخی به من داد؟ mizan_test_en_fa ;You think that, to prevent the risk of bloodshed, به نظر شما، برای جلوگیری از خطر خونریزی، mizan_test_en_fa it is absolutely necessary that he should somehow be got rid of before Corpus Domini?; به طور قطع، لازم است که تا پیش از Corpuus Domini به ترتیبی از شر او آسوده شد؟ mizan_test_en_fa ;I can only repeat that if he is here on Thursday, من فقط می‌توانم تکرار کنم که اگر او در روز پنجشنبه اینجا باشد، mizan_test_en_fa I do not expect the festival to pass over without a fight, and I think it likely to be a serious one.; امید ندارم که جشن بدون نزاع برگزار شود؛ فکر می‌کنم که نزاع سختی باشد. mizan_test_en_fa Now, if on that very morning they suddenly find that he is not in the fortress at all, حال، اگر در صبح همان روز ناگهان متوجه شدند که ریوارز در زندان نیست، mizan_test_en_fa their plan fails of itself, and they have no occasion to begin fighting. نقشه آنان به خودی خود با شکست مواجه می‌شود، و دلیلی برای شروع نزاع نخواهند داشت. mizan_test_en_fa But if we have to repulse them, and the daggers once get drawn among such throngs of people ولی اگر قرار باشد که آنان را عقب برانیم و آن وقت در میان چنین جمعیت انبوهی، خنجرها بیرون کشیده شود، mizan_test_en_fa we are likely to have the place burnt down before nightfall.; شاید تا قبل از فرا رسیدن شب، اینجا در آتش بسوزد. mizan_test_en_fa I have not soldiers enough to resist an armed attack; من به اندازه کافی سرباز ندارم که در برابر یک حمله مسلحانه مقاومت کنم؛ mizan_test_en_fa and all these mountaineers have got knives or flint locks or some such thing.; کلیه کوه نشینان به کارد یا تفنگ سرپر و یا چیزی از آن قبیل مجهزند. mizan_test_en_fa I am quite willing to admit that the military commissions, such as that of Colonel Freddi, من کاملا قبول دارم که دادگاه‌های نظامی، از قبیل دادگاه سرهنگ فردی، mizan_test_en_fa were sometimes unnecessarily severe, and irritated instead of subduing the people; اغلب به نحو غیرلازمی سختگیر بودند، و مردم را به جای آنکه به اطاعت وادارند، برمی انگیختند؛ mizan_test_en_fa but I think that in this case a court martial would be a wise measure and in the long run a merciful one. ولی به نظر من، تشکیل یک دادگاه نظامی در این مورد، اقدامی عاقلانه و در مجموع منصفانه خواهد بود. mizan_test_en_fa It would prevent a riot, which in itself would be a terrible disaster, از شورشی که فی النفسه مصیبتی وحشتناک خواهد بود و، mizan_test_en_fa and which very likely might cause a return of the military commissions His Holiness has abolished.; به احتمال زیاد، سبب رجعت دادگاه‌های نظامی لغو شونده توسط پدر مقدس خواهد شد، جلوگیری می‌کند. mizan_test_en_fa Kiss the cross, if you dare, and tell me that you believe there is no other way to prevent greater bloodshed. اگر شهامت دارید، صلیب را ببوسید و به من بگویید که معتقدید راه دیگری برای جلوگیری از خونریزی بیشتر وجود ندارد؛ mizan_test_en_fa And remember that if you tell me a lie you are imperilling your immortal soul.; و به یاد داشته باشید که اگر به من دروغ بگویید، روح فناناپذیر خود را به خطر می‌اندازید. mizan_test_en_fa I did not wish to trouble you over a mere impertinence like that; نمی‌خواستم به خاطر چنان گستاخی محض، مزاحمت عالیجناب را فراهم کنم؛ mizan_test_en_fa I know Rivarez well enough by now to feel sure that he only wanted to insult you. من اکنون به قدرت کفایت ریوارز را می‌شناسم که اطمینان داشته باشم او می‌خواسته است به شما اهانت کند؛ mizan_test_en_fa And, indeed, if you will allow me to say so, it would be most imprudent to go near him alone; و در حقیقت، اگر اجازه بدهید باید بگویم که تنها نزدیک شدن به او کاملا دور از احتیاط است؛ mizan_test_en_fa he is really dangerous so much so, in fact, that I have thought it necessary to use some physical restraint of a mild kind ; او واقعا خطرناک است، تا آن اندازه که براستی لازم دیدم قید جسمانی ملایمی به کار برم … mizan_test_en_fa Montanelli spoke quite gently, مونتانلی بسیار آرام صحبت می‌کرد، mizan_test_en_fa but the colonel felt the sting of his quiet contempt, and flushed under it resentfully. اما سرهنگ، نیش تحقیر ملایم او را احساس کرد و به سبب آن آزرده خاطر و سرخ شد، mizan_test_en_fa ;Your Eminence will do as you think best,; he said in his stiffest manner. و با لحن بسیار خشکی گفت: هر طور که میل عالیجناب است، mizan_test_en_fa ;I only wished to spare you the pain of hearing this man's awful blasphemies.; من فقط می‌خواستم که شما را از رنج شنیدن کفرگوییهای وحشت آور این مرد مصون دارم. mizan_test_en_fa ;Which do you think the more grievous misfortune for a Christian man; به نظر شما، کدام یک برای یک مرد مسیحی، بدبختی غم انگیزتری است: mizan_test_en_fa to hear a blasphemous word uttered, or to abandon a fellow creature in extremity?; شنیدن کلمه کفرآمیزی که گفته شود؛ یا رها کردن یک همنوع در پریشانی؟ mizan_test_en_fa He was not a skilful fingered man; او مرد خام دستی بود؛ mizan_test_en_fa and he jerked the strap tighter with an awkward movement, so that the Gadfly winced and bit his lip in spite of all his self control. و بندها را با حرکتی ناشیانه تنگ‌تر کرد، چنانکه خرمگس واپس کشید و به رغم همه خودداری‌اش لب‌های خود را گاز گرفت. mizan_test_en_fa The sergeant, nothing loath, related all that he knew of the Gadfly's illness, of the ;disciplinary measures,; گروهبان از روی میل، همه آنچه را که از بیماری خرمگس و اقدامات انضباطی، mizan_test_en_fa and of the doctor's unsuccessful attempt to interfere. و کوشش بدون موفقیت دکتر برای جلوگیری از آن می‌دانست، تعریف کرد. mizan_test_en_fa ;Yes, Your Eminence; the day before yesterday I heard him offer to have them taken off if he; آری عالیجناب؛ پریروز شنیدم که سرهنگ می‌گفت اگر او، mizan_test_en_fa with a glance at the Gadfly ;would answer a question he had asked.; نگاهی به سوی خرمگس انداخت به سؤالی که وی می‌کرد پاسخ می‌داد، بندها را برمی داشت. mizan_test_en_fa When the door had closed behind the soldiers, هنگامی که در، پشت سر سربازان بسته شد، mizan_test_en_fa he leaned on the window sill and looked for a while at the sinking sun, so as to leave the Gadfly a little more breathing time. مونتانلی به درگاه پنجره تکیه داد و برای آنکه به خرمگس فرصت بیشتری جهت تنفس بدهد مدتی به تماشای خورشید که فرو می‌رفت پرداخت. mizan_test_en_fa Until the straps were off, the Gadfly was to him simply a grievously wronged and tortured human being; تا قبل از آنکه بندها گشوده شود، خرمگس در نظر او فقط یک موجود ستمدیده و شکنجه کشیده می‌نمود؛ mizan_test_en_fa but now he recalled their last interview, and the deadly insult with which it had closed. اما اکنون آخرین گفت و گوی خود با او و اهانت وحشتناکی را که به آن پایان داد به یاد آورد. mizan_test_en_fa He possessed the gift of slipping into graceful attitudes; او آن استعداد را داشت که دزدانه قیافه‌های مهرآمیزی به خود بگیرد؛ mizan_test_en_fa and when his face was in shadow no one would have guessed through what deep waters he had been passing. و آنگاه که چهره‌اش در سایه بود کسی حدس نمی‌زد که او با چه درد عظیمی روبه روست. mizan_test_en_fa But, as he looked up, the clear evening light showed how haggard and colourless he was, اما هنگامی که به بالا نگاه کرد، پرتو روشن شامگاهی شدت فرسودگی و پریدگی رنگ او را آشکار ساخت، mizan_test_en_fa and how plainly the trace of the last few days was stamped on him. و شنان داد که اثر این چند روز اخیر با چه وضوحی بر او نقش بسته است. mizan_test_en_fa ;Your Eminence objects to straps theoretically, from the Christian standpoint; عالیجناب! شما از نقطه نظر مسیحیت به طور نظری با بندها مخالفت می‌ورزید، mizan_test_en_fa but it is hardly fair to expect the colonel to see that. اما انصاف نیست که انتظار داشته باشیم سرهنگ نیز آن را درک کند. mizan_test_en_fa It is very kind of Your Eminence, though, to call here; گرچه عالیجناب بسیار لطف داشته‌اید که به اینجا آمده‌اید، mizan_test_en_fa but perhaps that was done from the C c christian standpoint, too Visiting prisoners ah, yes! اما شاید این کار نیز از نقطه نظر مسیحیت انجام گرفته باشد به دیدار زندانیان رفتن آری! mizan_test_en_fa If you had not been 'undermost,' as you call it, I should never have spoken to you again after what you said to me last week; اگر شما، همان گونه که اظهار داشتید، مغلوب ما نبودید، دیگر پس از آنچه اخیرا به من گفتید هرگز با شما صحبت نمی‌کردم؛ mizan_test_en_fa but you have the double privilege of a prisoner and a sick man, and I could not refuse to come. ولی شما امتیاز مضاعف یک زندانی و یک بیمار را دارید، بنابراین من نمی‌توانم از آمدن امتناع ورزم. mizan_test_en_fa Have you anything to say to me, now I am here; آیا تاکنون که اینجا هستم، مطلبی دارید که به من بگویید، mizan_test_en_fa or have you sent for me merely to amuse yourself by insulting an old man?; و یا فقط به این خاطر در پی من فرستاده‌اید که با اهانت به یک پیرمرد، خود را سرگرم کنید؟ mizan_test_en_fa He himself could have given no explanation of what had happened to him when Montanelli's hand had touched his cheek; او شخصا نمی‌توانست در مورد آنچه هنگام تماس دست مونتانلی با گونه او بر وی گذشته بود، توضیحی بدهد؛ mizan_test_en_fa he only knew that in all his life there had been nothing more terrible. تنها می‌دانست که در همه عمرش چیزی از آن وحشتناک‌تر وجود نداشته است. mizan_test_en_fa On Friday night, for instance I think it was Friday, به طور نمونه، روز جمعه فکر می‌کنم، جمعه بود، mizan_test_en_fa but I got a l little mixed as to time towards the end anyhow, I asked for a d dose of opium I remember that quite distinctly; ولی اخیرا در مورد زمان ک کمی گیج شده‌ام باری، مقداری تریاک خواستم، این را بوضوح به خاطر دارم؛ mizan_test_en_fa and he came in here and said I m might h h have it if I would tell him who un l l locked the gate. و او به اینجا آمد و گفت که اگر بگویم که چه کسی ق قفل دروازه را گشوده است، تریاک می‌دهد. mizan_test_en_fa He burst into a sudden fit of harsh, discordant laughter; خرمگس خنده ناگهانی زننده و ناهنجاری سرداد؛ mizan_test_en_fa then, turning sharply on the silent Cardinal, went on, more and more hurriedly, سپس ناگهان رو به کاردینال کرد، با شتاب هرچه بیشتر ادامه داد، mizan_test_en_fa and stammering so that the words were hardly intelligible: ;You d d don't see that it's f f funny? و چنان به لکنت افتاد که کلمات بسختی مفهوم می‌شد: شما تشخصیص ن نمی‌دهید که این مسخره است؟ mizan_test_en_fa Of c course not; you r religious people n n never have any s sense of humour you t take everything t t tragically. ا البته که نه؛ شما افراد م مذهبی ه ه هرگز طبع بذله گویی ندارید شما همه چیز را غ غم انگیز می‌بینید. mizan_test_en_fa Montanelli rose, ;I came to hear what you have to say; مونتانلی از جا برخاست: من آمده‌ام که ببینم شما چه می‌خواهید بگویید؛ mizan_test_en_fa but I think you are too much excited to say it to night. ولی گمان می‌کنم بیش از آن تهییج شده باشید که امشب آن را به من بگویید؛ mizan_test_en_fa The doctor had better give you a sedative, and we will talk to morrow, when you have had a night's sleep ; ;S sleep? بهتر است دکتر مسکنی به شما بدهد، و ما فردا، پس از آنکه یک شب خوابیدید، گفت و گو خواهیم کرد خواب؟ mizan_test_en_fa ;Your Eminence, Your Eminence, t t truth is the c chief of the Christian virtues! ر راستی، اولاترین تقوای مسیحیت است؛ mizan_test_en_fa D d do you th th think I d d don't know how hard the Governor has been trying to g get your consent to a court martial? آ آیا فکر می‌کنید من ن نمی‌دانم که فرماندار با چه اصراری می‌خواسته است موافقت شما را نسبت به یک دادگاه نظامی ج جلب کند؟ mizan_test_en_fa You had b better by half g give it, Your Eminence; عالیجناب! بهتر است که شما هم به سهم خود موافقت کنید؛ mizan_test_en_fa it's only w what all your b brother prelates would do in your place. این همان کا کاریی است که همه ب برادران مطرانتان در مقام شما انجام می‌دادند، mizan_test_en_fa 'Cosi fan tutti;' and then you would be doing s such a lot of good, and so l little harm! Cosi Fon Tutti و آن وقت شما مرتکب خوبی‌های بسیار و زیان اندک شده‌اید! mizan_test_en_fa Your E eminence is thinking that I'm a conf founded nuisance, به نظر عالیجناب، من یک مایه آزار ملعونی هستم، mizan_test_en_fa and you wish s somebody else had to settle what's to be done with me, و میل دارید فرد دیگری بدون آنکه وجدان حساس شما آزرده شود، mizan_test_en_fa without disturbing your s sensitive conscience. اجرای آنچه را باید در مورد من اعمال شود برعهده بگیرد. mizan_test_en_fa ;Listen to me,; the Cardinal said, sitting down again beside him, with a very grave face. کاردینال، ضمن آنکه با سیمایی موقر مجددا در کنار او نشست، گفت: گوش کنید، mizan_test_en_fa ;However you found out all this, it is quite true. نحوه آگاهی شما از این مطالب هرچه می‌خواهد باشد، ولی کاملا درست است. mizan_test_en_fa But I have a good deal of influence in this district; ولی نفوذ زیادی در این ناحیه دارم؛ mizan_test_en_fa and the colonel will not, I think, venture to take so extreme a course unless he can get, at least, my tacit consent to it. گمان می‌کنم که سرهنگ حداقل جز در صورتی که موافقت ضمنی مرا جلب کند، جسارت اقدام به چنین روش افراطی را نداشته باشد. mizan_test_en_fa Up till now I have unconditionally opposed the scheme; من تاکنون مطلقا با این طرح مخالفت ورزیده‌ام؛ mizan_test_en_fa ;Now, if it be true,; Montanelli went on, ;that there is any real danger of riots and bloodshed on account of you, مونتانلی ادامه داد: خوب، اگر حقیقت داشته باشد که به خاطر شما یک خطر واقعی آشوب و خونریزی وجود دارد، mizan_test_en_fa I am taking upon myself a tremendous responsibility in opposing the colonel; من در مخالفت با سرهنگ مسئولیت خطیری را به عهده می‌گیرم؛ mizan_test_en_fa and I believe there is at least some truth in what he says. من معتقدم که دست کم حقیقتی در حرف‌های او وجود دارد. mizan_test_en_fa On the other hand, I am inclined to think that his judgment is warped, to a certain extent, by his personal animosity against you, از طرف دیگر، بر این عقیده‌ام که قضاوت او به سبب خصومت شخصی‌اش نسبت به شما تا اندازه‌ای منحرف شده است، mizan_test_en_fa and that he probably exaggerates the danger. و احتمالا خطر را بزرگ جلوه می‌دهد. mizan_test_en_fa ; He glanced at the straps and chains lying on the floor, and went on: نگاهی به بندها و زنجیرهایی که روی زمین افتاده بود انداخت و ادامه داد: mizan_test_en_fa ;If I consent, I kill you; if I refuse, I run the risk of killing innocent persons. اگر موافقت کنم، شما را می‌کشم؛ اگر امتناع ورزم، خطر کشتار افراد بی گناه را موجب می‌شوم. mizan_test_en_fa When I heard that you had asked to see me, I resolved to come here and tell you everything, هنگامی که شنیدم درخواست ملاقات با مرا کرده‌اید برآن شدم که به اینجا بیایم، mizan_test_en_fa as I have done, and to place the matter in your own hands.; هر آنچه را انجام داده‌ام برایتان نقل کنم و مسئله را به خود شما واگذار کنم. mizan_test_en_fa ;Signor Rivarez, I have not come to you as cardinal, or as bishop, or as judge; سینیور ریوارز! من نه به عنوان یک کاردینال، اسقف و یا قاضی، mizan_test_en_fa I have come to you as one man to another. بلکه به عنوان انسانی که به نزد انسان دیگر می‌رود به نزد شما آمده‌ام. mizan_test_en_fa Montanelli grew a shade paler, but went on quietly: رنگ مونتانلی اندکی بیشتر پرید؛ اما آرام ادامه داد: mizan_test_en_fa ;All my life I have opposed repressive measures and cruelty wherever I have met with them. من در سراسر عمر خود، هرجا که با ظلم و مقررات اختناق آمیز روبه رو شده‌ام، به مخالفت برخاسته‌ام. mizan_test_en_fa I have always disapproved of capital punishment in all its forms; هیچ گاه کیفر سنگین را در هیچ یک از اشکالش تأیید نکرده‌ام؛ mizan_test_en_fa I have protested earnestly and repeatedly against the military commissions in the last reign, and have been out of favour on account of doing so. من در حکومت سابق به نحو جدی و مکرر نسبت به دادگاه‌های نظامی اعتراض کرده و بدین سبب مغضوب واقع شده‌ام. mizan_test_en_fa By refusing, I am exposing the town to the danger of riots and all their consequences; در صورت امتناع، شهر را در معرض خطر آشوب‌ها و کلیه عواقب آن قرار داده‌ام؛ mizan_test_en_fa and this to save the life of a man who blasphemes against my religion, و این به خاطر نجات زندگی مردی است که به مذهب من اهانت می‌کند، mizan_test_en_fa who has slandered and wronged and insulted me personally though that is comparatively a trifle , مردی که به شخص من افترا زده، ظلم کرده و دشنام داده است گرچه این اهمیت چندانی ندارد؛ mizan_test_en_fa and who, as I firmly believe, will put that life to a bad use when it is given to him. مردی که قطع دارم اگر زندگی را بازیابد، آن را در طریق ناصواب به کار می‌برد، ولی به هر صورت، mizan_test_en_fa But it is to save a man's life.; نجات زندگی یک انسان در میان است. mizan_test_en_fa ;everything that I know of your career seems to me bad and mischievous; آنچه که من از حرفه شما می‌دانم در نظرم بد و شریرانه است؛ mizan_test_en_fa and I have long believed you to be reckless and violent and unscrupulous. همچنین مدت‌ها بر این عقیده بودم که شما گستاخ، متجاوز و بی مسلک هستید، mizan_test_en_fa To some extent I hold that opinion of you still. هنوز هم تا اندازه‌ای به همان عقیده هستم. mizan_test_en_fa But during this last fortnight you have shown me that you are a brave man and that you can be faithful to your friends. ولی در طول دو هفته اخیر به من نشان داده‌اید که مرد شجاعی هستید و می‌توانید به یارانتان وفادار بمانید؛ mizan_test_en_fa You have made the soldiers love and admire you, too; and not every man could have done that. همچنین سربازان را وادار ساخته‌اید که دوستتان بدارند؛ و این کار هرکس نیست. mizan_test_en_fa To that better self in you I appeal, and solemnly entreat you, on your conscience, to tell me truthfully in my place, what would you do?; من به آن نیمه بهتر شما متوسل می‌شوم و رسما درخواست می‌کنم که وجدانا حقیقت را به من بگویید اگر به جای من بودید، چه می‌کردید؟ mizan_test_en_fa ;We atheists,; he went on fiercely, ;understand that if a man has a thing to bear, he must bear it as best he can; خرمگس با خشونت ادامه داد: ما مرتدین بر این عقیده‌ایم که اگر مردی ناگزیر از تحمل چیزی است، باید به بهترین وجهی تحمل کند؛ mizan_test_en_fa and if he sinks under it why, so much the worse for him. و اگر در زیر آن پشت دو تا نماید، وای بر احوال او. mizan_test_en_fa But a Christian comes whining to his God, or his saints; اما یک مرد مسیحی، مویه کنان، به خدا یا مقدسین خود روی می‌آورد؛ mizan_test_en_fa or, if they won't help him, to his enemies he can always find a back to shift his burdens on to. و اگر آنان یاری‌اش ندادند، متوجه دشمنان خود می‌شود؛ او همیشه قادر به یافتن پشتی است که بار خود را بر آن انتقال دهد. mizan_test_en_fa After all, you'll only be killing an atheist a man who boggles over 'shibboleth'; and that's no great crime, surely!; بالاتر از همه، شما فقط یک مرتد را خواهید کشت، مردی که در ادای کلمه آزمون، عاجز می‌ماند؛ و این بدون تردید، mizan_test_en_fa ;And YOU to talk of cruelty! جنایت عظیمی به شمار نمی‌رود! mizan_test_en_fa Why, that p p pudding headed ass couldn't hurt me as much as you do if he tried for a year; he hasn't got the brains. آن وقت شما دم از ظلم می‌زنید؛ آن الاغ احمق اگر یک سال هم تلاش می‌کرد به قدر شما نمی‌توانست مرا آزار دهد؛ او مغز ندارد. mizan_test_en_fa But you 'Sign your own death sentence, please; اما شما، لطفا حکم مرگ خود را امضا کنید؛ mizan_test_en_fa I'm too tender hearted to do it myself. من بیش از آن نازک دلم که بتوانم شخصا این کار را بکنم، mizan_test_en_fa ' Oh! it would take a Christian to hit on that این تدبیر به فکر یک فرد مسیحی می‌رسد، mizan_test_en_fa a gentle, compassionate Christian, that turns pale at the sight of a strap pulled too tight! یک مسیحی نجیب و دلسوز که از منظره یک بند تنگ بسته شده، رنگ می‌بازد! mizan_test_en_fa Tell your colonel he can have me shot, or hanged, or whatever comes handiest roasted alive, به سرهنگ بگویید که می‌تواند مرا تیرباران کند، به دار بیاویزد، یا به هر کاری که سهل‌تر است توسل جوید mizan_test_en_fa if it's any amusement to him and be done with it!; اگر خاطرش را مشغول می‌دارد، زنده کباب کند و خود را از آن فارغ سازد! mizan_test_en_fa The Gadfly was hardly recognizable; خرمگس مشکل شناخته می‌شد؛ mizan_test_en_fa he was beside himself with rage and desperation, از شدت خشم و نومیدی دیوانه شده بود، mizan_test_en_fa panting and quivering, his eyes glittering with green reflections like the eyes of an angry cat. بریده بریده نفس می‌کشید و می‌لرزید؛ چشمانش همچون چشمان یک گربه خشمگین، با پرتو سبزرنگ، برق می‌زد. mizan_test_en_fa He did not understand the drift of the frenzied reproaches, او مفهوم این سرزنش‌های جنون آمیز را درک نمی‌کرد، mizan_test_en_fa but he understood out of what extremity they were uttered; ولی می‌دانست که این سرزنش‌ها از روی چه پریشانی ژرفی ادا می‌شد؛ mizan_test_en_fa and, understanding that, forgave all past insults. بنابراین با درک این مطلب، همه اهانت‌های گذشته را بخشید. mizan_test_en_fa We have been like two children lost in the dark, mistaking one another for phantoms. ما همچون دو کودکی که در تاریکی راه گم کرده باشند، یکدیگر را به جای اشباح می‌گرفتیم؛ mizan_test_en_fa Now we have found each other, and have come out into the light. حال یکدیگر را یافته و پای در روشنایی نهاده‌ایم. mizan_test_en_fa ;There I lived, if you like to call it so, till oh, آنجا، زندگی کردم، اگر بخواهید چنین نامی بر آن بگذارید، mizan_test_en_fa I have seen something else besides theological seminaries since you used to teach me philosophy! تا اینکه پس از آن درس‌های فلسفه که به من می‌دادید چیزهای دیگری بجز سمینارهای علوم الهی دیده‌ام! mizan_test_en_fa We had a barrack to sleep in at the pit's mouth; در دهانه تونل، یک خانه کارگری داشتیم که در آن می‌خوابیدیم؛ mizan_test_en_fa and one night I had been ill, the same as lately, and carrying stones in the blazing sun یک شب، بیمار بودم؛ مانند همین آخرین بار، و در آفتاب سوزان سنگ حمل می‌کردم؛ mizan_test_en_fa I must have got light headed, for I saw you come in at the door way. حتما در اغما بودم، چون شما را دیدم که از در داخل می‌شوید. mizan_test_en_fa I cried out to you to help me to give me poison or a knife من فریادکنان از شما کمک خواستم تا به من سم یا خنجر بدهید، mizan_test_en_fa something to put an end to it all before I went mad And you ah !; چیزی که به درد من قبل از آنکه دیوانه می‌شدم پایان می‌داد و شما آه! mizan_test_en_fa When you had finished, and kissed the crucifix, you glanced round and whispered: هنگامی که دعایتان به پایان رسید، بر صلیب بوسه زدید، نگاهی به سوی من انداختید و آهسته گفتید: mizan_test_en_fa 'I am very sorry for you, Arthur; آرتور! من برای تو بسیار متأسفم؛ mizan_test_en_fa but I daren't show it; He would be angry. اما یارای نشان دادن آن را ندارم، او خشمگین می‌شود. mizan_test_en_fa If I have kept my faith through all these frightful years, اگر در طول این سال‌های وحشتناک ایمان خود را حفظ کرده باشم، mizan_test_en_fa how can I ever doubt Him any more, now that He has given you back to me? حال که تو را به من بازگردانده است، چگونه می‌توانم به او شک آورم؟ mizan_test_en_fa ;Arthur! ; It was a cry of actual terror; آرتور! این فریادی از یک هراس واقعی بود؛ mizan_test_en_fa but the Gadfly went on, unheeding: اما خرمگس بدون توجه همچنان ادامه داد: mizan_test_en_fa ;Let us be honest, whatever we do, and not shilly shally. بگذارید در هر کاری که می‌کنیم صادق باشیم و تردید به خود راه ندهیم. mizan_test_en_fa If you have decided that you can't, or won't, give up that thing; he glanced again at the crucifix on the wall ; اگر می‌دانید که یارای‌اش را ندارید و یا نمی‌خواهید، آن‌ها را رها کنید بار دیگر نگاهی به صلیب روی دیوار انداخت mizan_test_en_fa you must consent to what the colonel ; باید با آنچه که سرهنگ می‌گوید موافقت … mizan_test_en_fa I, that have been zany in cap and bells for a strolling variety show منی که با زنگوله و کلاه، دلقک یک سیرک سیار بودم؛ mizan_test_en_fa drudge and Jack of all trades to the matadors in the bull fighting ring; مزدور و پادو ماتادورها در میدان گاوبازی بودم؛ mizan_test_en_fa I, that have been slave to every black beast who cared to set his foot on my neck; منی که در نظر هرکس که می‌خواست پای بر گردنم نهاد غلام بودم؛ mizan_test_en_fa I, that have been starved and spat upon and trampled under foot; منی که گرسنگی کشیدم، تحقیر شدم و به زیر پا لگدمال گشتم؛ mizan_test_en_fa I, that have begged for mouldy scraps and been refused because the dogs had the first right? منی که برای ته مانده‌های کپک زده التماس می‌کردم و چون سگ‌ها حق تقدم داشتند آن را از من مضایقه می‌کردند؟ mizan_test_en_fa And now, when I come back, I find Him still in my place حال که بازگشته‌ام، می‌بینم که او همچنان جای مرا اشغال کرده است؛ mizan_test_en_fa this sham victim that was crucified for six hours, forsooth, and rose again from the dead! این قربانی کاذب که تنها شش ساعت به صلیب کشیده شد و باز از مرگ برخاست! mizan_test_en_fa At first, under the fiery torrent of the Gadfly's despair, he had quivered a little, with the automatic shrinking of the flesh, as under the lash of a whip; ابتدا در زیر سیل آتشین یأس خرمگس، انگار که به زیر شلاق افتاده باشد، با واکنش عادی گوشت تن، اندکی بر خود لرزید؛ mizan_test_en_fa but now he was quite still. اما اکنون کاملا آرام بود. mizan_test_en_fa But if you don't love me enough for that, اگر به آن اندازه دوستم نمی‌دارید، mizan_test_en_fa if this wooden idol is more to you than I, then go to the colonel and tell him you consent. اگر این بت چوبی برای شما ارزش بیشتری دارد به نزد سرهنگ بروید و به او بگویید که موافق هستید، mizan_test_en_fa And if you go, then go at once, and spare me the misery of seeing you. و اگر می‌روید، هم اکنون بروید و مرا از مصیبت دیدار خود رها سازید. mizan_test_en_fa I will arrange your escape, and when you are safe I will have an accident in the mountains, ترتیب قرارت را می‌دهم، و بعد در کوهستان‌ها با حادثه‌ای روبه رو می‌شوم، mizan_test_en_fa or take the wrong sleeping draught by mistake whatever you like to choose. یا به اشتباه داروی خواب آور عوضی می‌خورم؛ هر کدام که تو انتخاب کنی. mizan_test_en_fa For a moment he stood looking straight before him; لحظه‌ای در حالی که خیره به مقابلش می‌نگریست، ایستاد؛ mizan_test_en_fa then he sat down on the edge of the pallet, covered his face with both hands, and burst into tears. سپس بر لبه تشک کاهی نشست، چشمانش را با هر دو دست پوشاند و گریه را سر داد. mizan_test_en_fa But he could not shut out the sound; اما نمی‌توانست آن صدا را خفه کند؛ mizan_test_en_fa it rang in his ears, it beat in his brain, it throbbed in all his pulses. در گوش‌هایش طنین می‌افکند، در مغزش صدا می‌کرد، در همه نبضهایش می‌زد، mizan_test_en_fa And still Montanelli sobbed and sobbed, and the tears dripped down between his fingers. و مونتانلی هنوز می‌گریست و می‌گریست، و اشک از میان انگشتانش فرومی چکید. mizan_test_en_fa All night long the grass waved softly in the courtyard below در تمام طول شب، چمن حیاط، آرام موج می‌زد mizan_test_en_fa the grass that was so soon to wither, uprooted by the spade; چمنی که باید هر چه زودتر می‌پژمرد، و با میل از ریشه کنده می‌شد؛ mizan_test_en_fa and all night long the Gadfly lay alone in the darkness, and sobbed. در تمام طول شب خرمگس در تاریکی آرمید و هق هق کنان گریست. mizan_test_en_fa THE court martial was held on Tuesday morning. دادگاه نظامی در صبح روز سه شنبه تشکیل شد؛ mizan_test_en_fa It was a very short and simple affair; a mere formality, occupying barely twenty minutes. کار بسیار مختصر و سهلی بود، با یک تشریفات مخفی که به زحمت ۲۰ دقیقه طول کشید. mizan_test_en_fa There was, indeed, nothing to spend much time over; در واقع، مطلبی وجود نداشت که وقت زیادی به خاطر آن صرف شود؛ mizan_test_en_fa no defence was allowed, and the only witnesses were the wounded spy and officer and a few soldiers. هیچ گونه دفاعی مجاز نبود، شهود نیز فقط آن جاسوس زخمی و آن افسر و چند سرباز بودند. mizan_test_en_fa Montanelli had sent in the desired informal consent; مونتانلی موافقت غیررسمی خواسته شده را به دادگاه فرستاده بود؛ mizan_test_en_fa and the judges Colonel Ferrari, the local major of dragoons, and two officers of the Swiss guards had little to do. و قضاوت سرهنگ فراری، سرگرد سوار نظام محلی، و دو افسر گارد سویس کار زیادی نداشتند. mizan_test_en_fa He listened in silence; خرمگس ساکت گوش فرا داد؛ mizan_test_en_fa and when asked, according to the usual form, whether he had anything to say, و هنگامی که، طبق رسم معمول، از او پرسیده شد که آیا مطلبی برای گفتن دارد، mizan_test_en_fa merely waved the question aside with an impatient movement of his hand. فقط با حرکت بی صبرانه دست، به سؤال پاسخ داد. mizan_test_en_fa Now he looked wan and spiritless, and the traces of tears were still about his eyelids; خرمگس اکنون رنگ پریده و بی روح به نظر می‌رسید، و آثار اشک هنوز در اطراف پلک‌هایش دیده می‌شد؛ mizan_test_en_fa but the words: ;to be shot,; did not seem to affect him much. اما کلمات تیرباران می‌شود ظاهرا تأثیر چندانی بر او نکرده بود. mizan_test_en_fa His lameness was more than usually apparent, لنگی‌اش بیشتر از همیشه هویدا بود، mizan_test_en_fa and he walked with evident difficulty and pain, leaning heavily on the sergeant's arm; و در حالی که به سنگینی بر بازوی گروهبان تکیه کرده بود، با زحمت و ناراحتی آشکار پا می‌کشید؛ mizan_test_en_fa but all the weary submission had gone out of his face. اما همه آن فروتنی ملالت بار سیمایش را ترک گفته بود. mizan_test_en_fa The spectral terrors that had crushed him down in the empty silence, آن هراس‌های خیالی که در خاموشی تهی او را خرد کرده بودند، mizan_test_en_fa the visions and dreams of the world of shadows, were gone with the night which gave them birth; آن تصورات و رؤیاهای دنیای سایه‌ها، به همراه شبی که به آن‌ها هستی بخشیده بود، محو شده بودند؛ mizan_test_en_fa and once the sun was shining and his enemies were present to rouse the fighting spirit in him, he was not afraid. و هنگامی که خورشید طلوع کرد و دشمنانش همه جمع شده بودند تا روح ستیزه جویی او را برانگیزند، دیگر وحشتی نداشت. mizan_test_en_fa The six carabineers who had been told off for the execution were drawn up in line against the ivied wall; شش تفنگدار انتخاب شده جهت اعدام، در یک صف مقابل دیوار پوشیده از پاپیتال ایستاده بودند؛ mizan_test_en_fa the same crannied and crumbling wall down which he had climbed on the night of his unlucky attempt. همان دیوار ترک دار فروریخته‌ای که در شب تلاش بی ثمرش از آن فرود آمده بود. mizan_test_en_fa He and his stinging repartees, his perpetual laughter, او و حاضرجوابی‌هایش، خنده‌های دایمی‌اش، mizan_test_en_fa his bright, infectious courage, had come into their dull and dreary lives like a wandering sunbeam; شهامت درخشان و مسری اش همچون پرتوی سرگردان به زندگی بی روح و ملالت بار آنان داخل شده بود؛ mizan_test_en_fa and that he should die, and at their hands, was to them as the darkening of the clear lamps of heaven. و اینکه او باید بمیرد، آن هم به دست آنان، در نظرشان مانند خاموش ساختن انوار درخشان آسمان می‌نمود. mizan_test_en_fa As he passed he looked down, smiling, at the black pit and the withering grass beside it; ضمن عبور، تبسم کنان، نگاهی به گودال تاریک و چمن پژمرده کنارش انداخت؛ mizan_test_en_fa and drew a long breath, to smell the scent of the freshly turned earth. و نفس عمیقی کشید تا بوی خاک تازه برگردانده شده را استشمام کند. mizan_test_en_fa The Governor, his nephew, the lieutenant of carabineers who was to command, فرماندار، برادرزاده او، ستون تفنگداران که قرار بود فرمان دهد، mizan_test_en_fa a doctor and a priest were already in the courtyard, یک دکتر و یک کشیش که اکنون در حیاط بودند، mizan_test_en_fa and came forward with grave faces, half abashed under the radiant defiance of the Gadfly's laughing eyes. نیمه شرمسار در برابر بی اعتنایی پرشکوه و دیدگان خندان خرمگس، با قیافه‌هایی جدی پیش آمدند. mizan_test_en_fa Put your heels together and show how straight you can shoot. پاشنه‌هایتان را پهلوی یکدیگر بگذارید و نشان دهید که چه قدر دقیق می‌توانید تیراندازی کنید؛ mizan_test_en_fa Before long there'll be more work cut out for you than you'll know how to get through, and there's nothing like practice beforehand.; پس از مدتی کوتاه، چنان کار زیادی برایتان آماده خواهد شد که ندانید چگونه آن‌ها را انجام دهید، هیچ چیز بهتر از تمرین قبلی نیست. mizan_test_en_fa It is your side that needs that little homily, I think. به نظر من این جناح شماست که به آن موعظه کوتاه نیاز دارد: mizan_test_en_fa When our turn comes we shall use field guns instead of half a dozen second hand carbines, آنگاه که نوبت ما فرا رسد، به جای آن شش تفنگ کهنه، توپ‌های صحرایی به کار خواهیم برد mizan_test_en_fa and then you'll see how much we're in jest.; و آن وقت شما خواهید دید، چه طعنه هایی بر زبان خواهیم آورد. mizan_test_en_fa The Gadfly glanced back over his shoulder at the open grave. خرمگس از روی شانه نگاهی به سوی قبر رو باز انداخت: mizan_test_en_fa ;And s s so your reverence thinks that, when you have put me down there, you will have done with me? و شما پدر مقدس، فکر می‌کنید که پس از خواباندن من در آنجا، کارتان با من پایان یافته است؟ mizan_test_en_fa I shan't poach on the monopoly in cheap theatricals; من با حرکات مصنوعی پیش پا افتاده به حق انحصاری کسی تجاوز نخواهم کرد؛ mizan_test_en_fa I shall lie as still as a m mouse, just where you put me. من مانند یک موش، درست همان جایی که مرا بگذارید آرام خواهم خفت. mizan_test_en_fa As there was evidently no hope of further insistence producing any effect, چون ظاهرا در پافشاری بیشتر جهت کسب نتیجه امیدی وجود نداشت، mizan_test_en_fa the priest gave up the fruitless attempt and moved aside, shaking his head and murmuring a prayer. کشیش دست از کوشش بی ثمر کشید و در حالی که سرش را تکان می‌داد و دعایی می‌خواند، کنار رفت. mizan_test_en_fa Each man had aimed aside, with a secret hope that the death shot would come from his neighbour's hand, not his; هر سرباز به امیدی پنهان که تیر مرگ از دست پهلویی او، نه از دست خودش خارج شود به کنار نشانه گرفته بود؛ mizan_test_en_fa and there the Gadfly stood and smiled at them; خرمگس نیز آنجا ایستاده بود و به آنان لبخند می‌زد؛ mizan_test_en_fa the whole ghastly business was to do again. آنان فقط اعدام را به قصابی تبدیل کرده بودند. mizan_test_en_fa They were seized with sudden terror, and, lowering their carbines, وحشتی ناگهانی آنان را فراگرفته بود، تفنگ‌هایشان را پایین آورده بودند، mizan_test_en_fa listened hopelessly to the furious curses and reproaches of the officers, و در حالی که نومیدانه به دشنام‌ها و سرزنش‌های غضب آلود افسران گوش می‌دادند، mizan_test_en_fa staring in dull horror at the man whom they had killed and who somehow was not dead. با هراسی شدید به مردی که کشته بودند و هنوز زنده بود، خیره می‌نگریستند. mizan_test_en_fa The Governor shook his fist in their faces, فرماندار مشت خود را پیش روی آنان تکان داد، mizan_test_en_fa savagely shouting to them to stand in position, to present arms, to make haste and get the thing over. دیوانه وار بانگ زد که وضعیت بگیرید، تفنگ‌ها را آماده کنند، عجله نمایند و به کار پایان دهند. mizan_test_en_fa There was another confused, disorganized volley, یک بار دیگر شلیک آشفته و نامنظی اجرا شد، mizan_test_en_fa and the line broke up into a knot of shivering figures, staring before them with wild eyes. و خط زنجیر در حالی که با وحشت روبه رو شده بود، به صورت حلقه‌ای از پیکرهای لرزان در هم شکست. mizan_test_en_fa One of the soldiers had not even discharged his carbine; یکی از سربازان حتی با تفنگش شکلیک نکرد؛ mizan_test_en_fa he had flung it away, and crouched down, آن را به سویی پرد کرد، روی زمین خم شد mizan_test_en_fa moaning under his breath: ;I can't I can't!; و زیر لب به ناله گفت: نمی‌توانم نمی‌توانم! mizan_test_en_fa The smoke cleared slowly away, floating up into the glimmer of the early sunlight; دود آهسته به یک سو رفت و پرتو کمرنگ آفتاب صبحگاهی شناور شد؛ mizan_test_en_fa and they saw that the Gadfly had fallen; و آنان دیدند که خرمگس افتاده است، mizan_test_en_fa and saw, too, that he was still not dead. همچنین مشاهده کردند که هنوز نمرده است. mizan_test_en_fa For the first moment soldiers and officials stood as if they had been turned to stone, سربازان و افسران در لحظه اول، انگار که تبدیل به سنگ شده باشند، بی حرکت ایستادند mizan_test_en_fa and watched the ghastly thing that writhed and struggled on the ground; و به آن موجود مخوف که روی زمین به خود می‌پیچید و تقلا می‌کرد چشم دوختند؛ mizan_test_en_fa then both doctor and colonel rushed forward with a cry, سپس دکتر و سرهنگ هر دو با فریادی به سویش دویدند، mizan_test_en_fa for he had dragged himself up on one knee and was still facing the soldiers, and still laughing. زیرا او خود را به روی یک زانو بلند کرده بود، و باز به سربازان نگاه می‌کرد و لبخند می‌زد: mizan_test_en_fa As he looked frantically round for help, هنگامی که دیوانه وار در پی کمک می‌گشت، mizan_test_en_fa the priest bent over his shoulder and put a crucifix to the lips of the dying man. کشیش بر شانه او خم ششد و صلیبی بر لبان مرد محتضر نهاد: mizan_test_en_fa ;In the name of the Father and of the Son ; به نام پدر و پسر … mizan_test_en_fa It had been arranged that on the following morning, قرار بر این بود که فردایان روز mizan_test_en_fa as the Corpus Domini procession passed along the fortress hill, هنگامی که دسته Corpus Domini از برابر دژ می‌گذشت، mizan_test_en_fa Martini should step forward out of the crowd, مارتینی از میان جمعیت بیرون آید. mizan_test_en_fa draw a pistol from his breast, and fire in the Governor's face. تپانچه‌ای از زیر لباسش بیرون کشد و به روی فرماندار شلیک کند. mizan_test_en_fa In the moment of wild confusion which would follow twenty armed men were to make a sudden rush at the gate, در لحظه آشوب شدید بعدی، بیست مرد مسلح، یورش ناگهانی به دروازه ببرند، mizan_test_en_fa break into the tower, and, taking the turnkey with them by force, to enter the prisoner's cell and carry him bodily away, به داخل برج بریزند، کلیددار را بزور همراه ببرند، به سلول زندانی داخل شوند و او را شخصا بیرون آورند، mizan_test_en_fa killing or overpowering everyone who interfered with them. و هرکسی را که مانعشان شود، بکشند یا از پا درآورند. mizan_test_en_fa From the gate they were to retire fighting, and cover the retreat of a second band of armed and mounted smugglers, از دروازه جنگ کنان دور شوند، و عقب نشینی دسته دیگری از قاچاقچیان مسلح و سوار را mizan_test_en_fa who would carry him off into a safe hiding place in the hills. که باید وی را به یک مخفیگاه امن در تپه‌ها می‌بردند، بپوشانند. mizan_test_en_fa The only person in the little group who knew nothing of the plan was Gemma; تنها کسی که در آن گرون کوچک هیچ گونه اطلاعی از نقشه نداشت جما بود؛ mizan_test_en_fa it had been kept from her at Martini's special desire. این مطلب بنا به میل مخصوص مارتینی از او مخفی نگاه داشته شدو. mizan_test_en_fa And now the land of his heart's desire had vanished, like the fairyland of golden sunset dreams that fades away when the darkness comes; ولی اکنون دنیای آرزوی او همچون دنیای افسانه‌ای رؤیاهای طلایی شفق که با فرا رسیدن تاریکی فنا می‌شود، محو شده بود؛ mizan_test_en_fa and he was driven back into the world of every day and every night of the old revolutionary mill round that maketh the heart sick. و او به دنیای هر روز و هر شب کار انقلابی قدیمی و یکنواخت که دل آزار بود رانده شد؛ mizan_test_en_fa the world of Grassini and Galli, of ciphering and pamphleteering, of party squabbles between comrades and dreary intrigues among Austrian spies دنیای گراسینی و گالی، دنیای رمزنویسی و چاپ نشریه، دنیای نزاع‌های حزبی میان رفقا و دسایس کسل کننده جاسوسان اتریشی. mizan_test_en_fa Someone was asking him a question, مارکون از او سؤال می‌کرد، mizan_test_en_fa and he raised his head, wondering what could be left that was worth the trouble of talking about. و او حیران از اینکه دیگر چه چیزی می‌تواند به‌جا مانده باشد که به زحمت گفت‌و گویش بیر زد: سر برداشت: mizan_test_en_fa ; Montanelli stood before the high altar among his ministers ، مونتانلی، در برابر محراب رفیع، میان دستیاران خود و خادمین کلیسا ایستاده بود mizan_test_en_fa and acolytes and read the Introit aloud in steady tones. و با لحنی یکنواخت زبور قبل از عشای ربانی را بلند می‌خواند. mizan_test_en_fa All the Cathedral was a blaze of light and colour; همه کلیسا یکپارچه رنگ و نور بود؛ mizan_test_en_fa from the holiday dresses of the congregation to the pillars with their flaming draperies and wreaths of flowers there was no dull spot in it. از جامه‌های عید جمعیت گرفته تا ستون‌ها، با آن شال‌های درخشان و حلقه گل‌هایشان، یک نقطه تاریک وجود نداشت. mizan_test_en_fa Over the open spaces of the doorway fell great scarlet curtains, بالای فضای باز در، پرده‌های مخملی بزرگی آویزان بودند، mizan_test_en_fa through whose folds the hot June sunlight glowed, as through the petals of red poppies in a corn field. که پرتو آفتاب سوزان ژوئیه، همان‌گونه که در میان گلبرگ‌های شقایق سرخ یک مزرعهبرق می‌زند، در میان چین‌هایشان می‌تابید. mizan_test_en_fa The religious orders with their candles and torches, طبقات مذهبی با شمع‌ها و مشعل‌هایشان، mizan_test_en_fa the companies of the parishes with their crosses and flags, lighted up the dim side chapels; گروه کشیش‌های بخش با صلیب‌ها و پرچم‌هایشان نمازخانه‌های مجاور را روشن کرده بودند، mizan_test_en_fa and in the aisles the silken folds of the processional banners drooped, their gilded staves and tassels glinting under the arches. در راهرو لایه‌های ابریشمی علم‌های دسته فرو افتاده، چوب‌های مکملل و شرابه‌های آن‌ها در زیر قوس‌های سقف برق می‌زند. mizan_test_en_fa The surplices of the choristers gleamed, rainbow tinted, beneath the coloured windows; ردای همسرایان، به رنگ رنگین‌کمان، در زیر پنجره‌های الوان، نور می‌پاشید، mizan_test_en_fa the sunlight lay on the chancel floor in chequered stains of orange and purple and green. پرتو آفتاب به‌صورت شبکه‌های رنگارنگ نارنجی، ارغوانی، و سبز بر کف صدر کلیسا تابیده بود. mizan_test_en_fa Behind the altar hung a shimmering veil of silver tissue; در پشت محراب، پرده درخشانی از رشته‌های نقره‌ای آویزان بود؛ mizan_test_en_fa and against the veil and the decorations and the altar lights the Cardinal's figure stood out in its trailing white robes در زمینه پرده و آذین‌بندیها و چراغ‌های محراب، پیکر کاردینال در جامه سفید دنباله‌دارش، mizan_test_en_fa like a marble statue that had come to life. همچون یک مجسمه مرمر که جان گرفته باشد، برجسته می‌نمود. mizan_test_en_fa As was customary on processional days, he was only to preside at the Mass, طبق رسم روزهای دسته، او باید آیین عشای ربانی را سرپرستی می‌کرد، mizan_test_en_fa not to celebrate, so at the end of the Indulgentiam he turned from the altar and walked slowly to the episcopal throne, نه آنکه پیش‌نماز شود؛ بنابراین در پایان دعای استغفارف آهسته از محراب به‌طرف سریر اسقفی حرکت کرد، mizan_test_en_fa celebrant and ministers bowing low as he passed. ضمن عبور، پیش‌نمازان و دستیاران در برابرش سر فرود می‌آوردند. mizan_test_en_fa The priest who was acting as deacon of honour put it on, کشیشی که به‌عنوان شماس افتخاری عمل می‌کرد، آن را بر سر وی نهاد، mizan_test_en_fa looked at him for an instant, then leaned forward لحظه‌ای بر او نگریست، آنگاه به جلو خم شد mizan_test_en_fa and whispered softly: ;Your Eminence, are you ill?; و آهسته زمزمه کرد، عالیجناب، بیمار هستید؟ mizan_test_en_fa ;Pardon, Your Eminence! ; the priest whispered, کشیش به نجوا گفت: ببخشید، عالیجناب! mizan_test_en_fa as he made a genuflexion and went back to his place, reproaching himself for having interrupted the Cardinal's devotions. پس از آنکه روی زانو خم شد و به جایش برگشت، از اینکه سبب قطع نیایش‌های او شده بود، خود را سرزنش کرد. mizan_test_en_fa The familiar ceremony went on; تشریفات معمول ادامه یافت، mizan_test_en_fa and Montanelli sat erect and still, his glittering mitre and gold brocaded vestments flashing back the sunlight, مونتانلی راست و بی‌حرکت نشست؛ تاج درخشان و جامه زربفتش نور آفتاب را منعکس می‌ساخت، mizan_test_en_fa and the heavy folds of his white festival mantle sweeping down over the red carpet. و چین‌های بزرگ ردای سفید و رسمی‌اش بر روی فرش سرخ‌رنگ گسترده شده بود. mizan_test_en_fa The light of a hundred candles sparkled among the sapphires on his breast, فروغ صدها شمع در میان یاقوت‌های روی سینه‌اش نور می‌افشاند mizan_test_en_fa and shone into the deep, still eyes that had no answering gleam; و در دیدگان فرورفته و آرام او که بازتابی نداشت می‌تابید، mizan_test_en_fa and when, at the words: ;Benedicite, pater eminentissime,; و آنگاه که، با کلمات: Benedicite Pater eminentissime، mizan_test_en_fa he stooped to bless the incense, and the sunbeams played among the diamonds, خم شد تا بخور را تبرک کند، پرتو افتاب در میان الماس‌ها بازی می‌کرد؛ mizan_test_en_fa he might have recalled some splendid and fearful ice spirit of the mountains, ممکن بود یک هیولای برفی پرشکوه و مخوف کوهستان‌ها را، mizan_test_en_fa crowned with rainbows and robed in drifted snow, scattering, with extended hands, a shower of blessings or of curses. که با تاجی از رنگین‌کمان و جامه‌ای از برف بادآورده، با دست‌های گشوده، رگباری از برکت یا لعنت می‌پاشید، به‌خاطر آورد. mizan_test_en_fa There was a strange, still evenness about all his movements; در تمام حرکات او یک بی‌روحی آرام و عجیبی دیده می‌شد؛ mizan_test_en_fa and as he rose and went back to his place و پس از آنکه برخاست و به‌جای خود بازگشت، mizan_test_en_fa the major of dragoons, who was sitting in gala uniform behind the Governor, whispered to the wounded captain سرگرد سوار که با اونیفورم رسمی پشت سر فرماندار نشسته بود، در گوش سروان زخمی زمزمه کرد mizan_test_en_fa After the solemn event of yesterday morning he was in a devout and serious frame of mind, او پس از آن واقعه خطیر صبح دیروز، در وضع روحی جدی و پارسایانه‌ای به سر می‌برد، mizan_test_en_fa and inclined to reproach them with a want of proper feeling about what he regarded as ;a painful necessity of state.; و مایل بود آنان را به سبب نداشتن یک احساس شایسته در مورد آنچه او اقتضای شرایط دردناک می‌دانست سرزنش کند. mizan_test_en_fa When the Mass was finished, and the Host had been placed behind the crystal shield in the processional sun, هنگامی‌که عشای ربانی پایان یافت، و نان مقدس در پس حفاظ بلورین جام دسته جای داده شد، mizan_test_en_fa the celebrant and his ministers retired to the sacristy to change their vestments, پیش‌نماز و دستیارانش به مخزن کلیسا رفتند تا جامه خود را تعویض کنند، mizan_test_en_fa and a little buzz of whispered conversation broke out through the church. صدای زمزمه آهسته‌ای نیز در سراسز کلیسا به گوش رسید. mizan_test_en_fa A censer was brought to him; and he raised his hand with the action of an automaton, بخورسوزی به نزد او آورده شد؛ و او دستش را مانند یک آدم ماشینی بلند کرد mizan_test_en_fa and put the incense into the vessel, looking neither to the right nor to the left. و، در حالی‌که توجهی به چپ و راست نداشت، بخور را در ظرف نهاد. mizan_test_en_fa The long train of his mantle swept down over the steps and lay spread out on the chancel floor, دنباله طویل ردایش بر روی پله‌ها کشیده و بر کف صدر کلیسا گسترده شده بود، mizan_test_en_fa and he was pointing to a fiery stain on the white satin. و او به یک کله سرخ در روی ساتن سفید اشاره می‌کرد. mizan_test_en_fa As he handed it back, the chequered sunlight fell on his bared head and wide, uplifted eyes, هنگامی‌که آن را بازگرداند، نور مشبک آفتاب بر سر برهنه و چشمان بالابرده‌اش تابید، mizan_test_en_fa and cast a crimson glow across the white veil that his ministers were folding round him. و پرتوی سرخ‌فام بر روی ردای او که دستیارانش آن را چین می‌دادند انداخت. mizan_test_en_fa The bearers came slowly forward, and raised the silken canopy over his head, حمل‌کنندگان آهسته پیش آمدند، و آسمانه ابریشمی را بر سر او نگاه داشتند؛ mizan_test_en_fa while the deacons of honour stepped to their places at his right and left and drew back the long folds of the mantle. حال آنکه شماسهای افتخاری به محل خود در چپ و راست او رفتند و چین‌های بلند ردای او را جمع کردند. mizan_test_en_fa As the acolytes stooped to lift his robe from the chancel floor, هنگامی که خادمین کلیسا خم شدند تا جامه او را از روی کف صادر کلیسا بالا نگاه دارند، mizan_test_en_fa the lay fraternities heading the procession started to pace down the nave in stately double file, with lighted candles held to left and right. افراد انجمن برادران مذهبی، که پیشاپیش دسته، در دو ستون مجلل، شمع‌های روشن را در سمت چپ و راست بالا گرفته بودند، از صحن کلیسا پایین آمدند. mizan_test_en_fa He stood above them, by the altar, motionless under the white canopy, مونتانلی نزدیک محراب، در زیر آسمانه، بالای سر آنان ایستاده mizan_test_en_fa holding the Eucharist aloft with steady hands, and watched them as they passed. و نان و شراب مقدس را محکم بر سر دست گرفته بود و همچنان‌که می‌گذشتند تماشایشان می‌کرد. mizan_test_en_fa Two by two, with candles and banners and torches, with crosses and images and flags, آنان دو به دو با شمع‌ها، علم‌ها، و مشعل‌ها، صلیب‌ها، تمثالها و پرچم‌ها، mizan_test_en_fa they swept slowly down the chancel steps, along the broad nave between the garlanded pillars, and out under the lifted scarlet curtains into the blazing sunlight of the street; آرام از پله‌های صدر کلیسا به صحن عریض میان ستون‌های آذین‌شده با تاج‌های گل پایین آمدند؛ از زیر پرده‌های مخملی بالازده گذشتند و پای در آفتاب سوزان خیابان نهادند؛ mizan_test_en_fa and the sound of their chanting died into a rolling murmur, drowned in the pealing of new and newer voices, as the unending stream flowed on, و همچنان که سیل جمعیت پیش می‌رفت، صدای سرود آنان در زمزمه‌ای غلتان محو شد و در موج صداهای جدید و جدیدتری غرق گردید؛ mizan_test_en_fa and yet new footsteps echoed down the nave. اما هنوز صدای پاها در صحن کلیسا طنین می‌انداخت. mizan_test_en_fa The companies of the parishes passed, with their white shrouds and veiled faces; گروهای کشیشان بخش با کفنهای سفید و چهره‌ای مستور گذشتند؛ mizan_test_en_fa then the brothers of the Misericordia, black from head to foot, their eyes faintly gleaming through the holes in their masks. سپس برادران Misericordia بودند که سر تا پا جامه سیاه به تن داشتند و چشمانشان از میان سوراخ‌های نقاب، اندکی برق می‌زد. mizan_test_en_fa the mendicant friars, with their dusky cowls and bare, brown feet; دراویش چهارگانه با جامه‌های باشلق‌دار تیره‌رنگ و پاهای برهنه آفتاب سوخته؛ mizan_test_en_fa the white robed, grave Dominicans. دومینکانهای موقر با جامه سپید، mizan_test_en_fa Then followed the lay officials of the district; به‌دنبال آنان، کارمندان غیرروحانی ناحیه؛ ا mizan_test_en_fa dragoons and carabineers and the local police officials; the Governor in gala uniform, with his brother officers beside him. سواران، تفنگداران، و کارمندان پلیس محلی؛ فرماندار در اونیفورم رسمی با افسران همقطار در کنارش، حرکت کردند. mizan_test_en_fa A deacon followed, holding up a great cross between two acolytes with gleaming candles; یکی از شماسها صلیب بزرگی را میان دوپیش‌نماز که شمع‌های روشنی در دست داشتند بالا گرفته بود؛ mizan_test_en_fa and as the curtains were lifted high to let them pass out at the doorway, و آنگاه که پرده‌ها، برای عبور آنان از در، بالاتر زده شد، mizan_test_en_fa Montanelli caught a momentary glimpse, from where he stood under the canopy, of the sunlit blaze of carpeted street and flag hung walls and white robed children scattering roses. مونتانلی در زیر آسمانه، نظری سریع به برق آفتاب خیابان مفروش و دیوارهای مزین به پرچم کودکان سپیدجامه‌ای که گل سرخ می‌افشاندند انداخت: mizan_test_en_fa Ah, the roses; how red they were! وه که این گل سرخ‌ها چه‌قدر سرخند! mizan_test_en_fa Now passed a tall and slender golden cross, borne high above the lighted candles; اکنون یک صلیب زرین باریک و بلند، که برفراز شمع‌های افروخته حمل می‌شد، گذشت؛ mizan_test_en_fa now the cathedral canons, stately in their dead white mantles. لحظه‌ای دیگر کاهن‌های کلیسای جامع با شنلهایی به سفیدی رنگ مرده با ابهت عبور کردند. mizan_test_en_fa A chaplain paced down the chancel, with the crozier between two flaring torches; پیش‌نمازی با عصای اسقفی در میان دو مشعل مشتعل، قدم به صدر کلیسا نهاد؛ mizan_test_en_fa then the acolytes moved forward in step, their censers swinging to the rhythm of the music; آنگاه خدام کلیسا در یک صف، درحالی‌که بخورسوزهای خود را با آهنگ موزیک به نوسان درمی‌آوردند، پیش رفتند، mizan_test_en_fa the bearers raised the canopy higher, counting their steps: ;One, two; one, two! حمل‌کنندگان، آسمانه را بال‌تر بردند و قدم‌هایشان را شمردند: یک، دو؛ یک، دو mizan_test_en_fa ; and Montanelli started upon the Way of the Cross. مونتانلی نیز کار دعا در برابر تماثالهای به سوی صلیب را آغاز کرد. mizan_test_en_fa Down the chancel steps and all along the nave he passed; از پله‌های صدر کلیسا پایین آمد و سراسر صحن را طی کرد؛ mizan_test_en_fa under the gallery where the organ pealed and thundered; از سرسرا، آنجا که ارگ می‌غرید و می‌توفید، mizan_test_en_fa under the lifted curtains that were so red so fearfully red; از زیر پرده‌های بالازده‌شده که سرخی تندی سرخی هراس‌انگیزی داشت، mizan_test_en_fa and out into the glaring street, گذشت و پای در خیابان پرنور نهاد؛ mizan_test_en_fa where the blood red roses lay and withered, crushed into the red carpet by the passing of many feet. آنجا که گل سرخهای به رنگ خون در زیر پاهای بی‌شمار بر روی فرش سرخ‌فام، له و پژمرده شده بودند. mizan_test_en_fa A moment's pause at the door, در مقابل در لحظه‌ای توقف شد؛ mizan_test_en_fa The carpet stretched before him like a red river; the roses lay like blood splashed on the stones Oh, God! فرش در برابر او همچون رودی سرخ گسترده شده بود؛ گل‌های سرخ مانند خون بر روی سنگ‌ها پاشیده شده بود؛ اوه، خدایا! mizan_test_en_fa The grass in the courtyard was trampled and red, all red, there was so much blood. چمن حیاط، پایمال‌شده و سرخ بود همه‌جا سرخ خون بسیاری آنجا بود؛ mizan_test_en_fa It was trickling down the cheek, and dripping from the pierced right hand, از آن‌گونه قطره‌قطره می‌ریخت، از دست راستسوراخ‌شده فرو می‌چکید، mizan_test_en_fa and gushing in a hot red torrent from the wounded side. و از پهلوی زخم‌دیده به‌صورت سیلی سرخ‌فام سرازیر می‌شد؛ mizan_test_en_fa Even a lock of the hair was dabbled in it, the hair that lay all wet and matted on the forehead ah, that was the death sweat; حتی یک حلقه مو به آن آغشته شده بود، مویی کاملا خیس و چسبیده بر پیشانی آه، این عرق مرگ بود؛ mizan_test_en_fa it came from the horrible pain. از درد وحشتناک سرچشمه می‌گرفت. mizan_test_en_fa Is the grave so jealous of its victory; آیا گور با چنین حسادتی از غنیمت خود پاسداری می‌کند: mizan_test_en_fa and will the black pit under the tree not loose Thee even for a little, heart's delight?; مراد قلبم، آیا آن حفره تیره زیر درخت، تو را حتی برای مدت کوتاهی رها نمی‌سازد؟ mizan_test_en_fa Then the Thing behind the crystal shield made answer, and the blood dripped down as It spoke: سپس آن شی‌ء از میان محفظه بلورین پاسخ داد و همچنان‌که سخن می‌گفت، خون فرو می‌چکید: mizan_test_en_fa ;Hast thou chosen, and wilt repent of thy choice? آیا خود برمی گزینی و از گزین خود پشیمان می‌شوی؟ mizan_test_en_fa Look upon these men that walk in the light and are clad in silk and in gold: این مردان را که در روشنایی قدم بر می‌دارند و جامه ابریشمی و زربفت به تن دارند بنگر. mizan_test_en_fa for their sake was I laid in the black pit. به‌خاطر آنان بود که در آن خاکدان تیره دفن شدم. mizan_test_en_fa Look upon the children scattering roses, and hearken to their singing if it be sweet: به آن کودکانی که گل سرخ می‌افشانند نگاه‌کن، و به آوازشان، اگر دلنشین است، گوش فرا ده! mizan_test_en_fa for their sake is my mouth filled with dust, and the roses are red from the well springs of my heart. به‌خاطر آنان است که دهان من مملو از خاک است؛ و سرخی آن گل سرخ‌ها از چشمه‌های قلب من است. mizan_test_en_fa And when he would have spoken the words froze on his tongue, و هنگامی‌که سخن می‌گفت، کلمات بر زبانش منجمد می‌شد؛ mizan_test_en_fa for the singing of the choristers passed over them, as the north wind over icy pools, and hushed them into silence Haste you and come to the festival; زیرا آواز همسرایان، همچون باد شمال که از فراز آبگیرهای یخ‌بسته بگذرد، از روی آن‌ها می‌گذشت و خاموششان می‌ساخت بشتابید و در این جشن شرکت جویید، mizan_test_en_fa join the procession and march with us; به دسته ملحق شوید و با ما گام بردارید؛ mizan_test_en_fa women and children, young men and old men come to the sharing of flesh! ای زنان و کودکان، جوانان و پیران، برای سهم کردن این تن بیایید! mizan_test_en_fa The iron teeth of the portcullis were drawn down over the mouth of the gate; دندانه‌های آهنی دروازه‌پوش، بر دهانه دروازه فرود آمد بود؛ mizan_test_en_fa and as a beast crouched on the mountain side, the fortress guarded its prey. و دژ همچون حیوان درنده‌ای که بر دامنه کوه خم شده باشد از طعمه خود مراقبت می‌کرد. mizan_test_en_fa For the Christian hosts are marching, marching in mighty procession to their sacramental feast of blood, زیرا گروه مسیحیان پیش می‌روند، در یک دسته نیرومند برای جشن مذهبی خون پیش می‌روند؛ mizan_test_en_fa as marches an army of famished rats to the gleaning; and their cry is: ;Give! Give! همان‌گونه که ارتش موش‌های گرسنه به ریزه‌خواری می‌روند؛ و چنین بانگ برمی‌دارند: بده! بده! mizan_test_en_fa For these men was I sacrificed; من به‌خاطر این انسان‌ها قربانی شدم؛ mizan_test_en_fa thou hast destroyed me that they might live; تو مرا فنا ساختی تا آنان زندگی کنند؛ mizan_test_en_fa and behold, they march everyone on his ways, and they shall not break their ranks. و اینک، آنان هریک به راه خود می‌روند و صفشان را درهم نمی‌شکنند. mizan_test_en_fa A fire devoureth before them, and behind them a flame burneth; آتشی در پیش رویشان دهانمی‌گشاید و شعله‌ای در قفایشان لهیب می‌کشد؛ mizan_test_en_fa the land is as the garden of Eden before them, and behind them a desolate wilderness; yea, and nothing shall escape them.; زمین مقابلشان همچون باغ عدن، و پشت سرشان بیابانی متروک است، تو، و هیچ‌کس از چنگ آنان نخواهند گریخت. mizan_test_en_fa Come back, and we will creep away together, to some dark and silent grave where the devouring army shall not find us; بازآی! و ما با یکدیگر به گوری تاریک و خاموش، آنجا که سپاه خونخوار ما را نیابد خواهیم خزید، mizan_test_en_fa and we will lay us down there, locked in one another's arms, and sleep, and sleep, and sleep. و آنجا تنگ در آغوش هم خواهیم آرمید، و خواهیم خفت، و باز هم خواهیم خفت. mizan_test_en_fa And the hungry Christians shall pass by in the merciless daylight above our heads; و مسیحیان گرسنه در روشنایی بیرحم روز از فراز سر ما خواهند گذشت؛ mizan_test_en_fa and when they howl for blood to drink and for flesh to eat, their cry shall be faint in our ears; و آنگاه به خاطر خونی که بیاشامند و گوشت تنی که بخورند زوزه می‌کشند؛ فریاد آنان در گوش ما ضعیف خواهد بود؛ mizan_test_en_fa and they shall pass on their ways and leave us to our rest.; و آنان خواهند گذشت و ما را آسوده خواهند گذاشت. mizan_test_en_fa Is it not written: 'They shall run to and fro in the city; آیا نوشته نشده است که آنان در شهر به هر سو می‌گریزند؛ mizan_test_en_fa they shall run upon the wall; خود را بر روی دیوارها می‌کشند؛ mizan_test_en_fa they shall climb up upon the houses; they shall enter in at the windows like a thief? از خانه‌ها بالا می‌روند؛ از پنجره‌ها مانند دزدی داخل می‌شوند؟ mizan_test_en_fa Verily, they are keen as blood hounds to seek out their prey; براستی، آنان چنان هوشیارند که همچون سگان شکاری شکار خود را باز خواهند یافت؛ mizan_test_en_fa and for them are my wounds red, that they may drink. و به‌خاطر آنان است که زخم‌های من گلگونند، تا بتوانند از آن بیاشامند. mizan_test_en_fa And when they had left off singing, he entered at the doorway, و آنگاه که دست از خواندن کشیدند، مونتانلی از در داخل شد، mizan_test_en_fa and passed between the silent rows of monks and priests, where they knelt, each man in his place, with the lighted candles uplifted. و از میان صفوف خاموش رهبانان و کشیشان، آنجا که هرکس در جای خود با شمع‌های روشن بالا گرفته زانو زده بود، گذشت. mizan_test_en_fa And he saw their hungry eyes fixed on the sacred Body that he bore; و دید که چشمان گرسنه آنان برتن مقدسی که حمل می‌کرد دوخته شده است؛ mizan_test_en_fa and he knew why they bowed their heads as he passed. و دانست که چرا آنان هنگام عبور او سر خود را فرود آوردند. mizan_test_en_fa So he passed up the nave to the chancel rails; بدین‌ترتیب، از صحن کلیسا به‌سوی نرده‌های صدر کلیسا رفت؛ mizan_test_en_fa and there the bearers paused, and he went out from under the canopy and up to the altar steps. حمل‌کنندگان در آنجا توقف کردند، و او از زیر آسمانه خارج شد و از پله‌های محراب بالا رفت. mizan_test_en_fa To left and right the white robed acolytes knelt with their censers and the chaplains with their torches; در چپ و راست، خدام سپیدجامه با بخورسوزهایشان و پیش‌نمازان با مشعل‌هایشان زانو زده بودند، mizan_test_en_fa and their eyes shone greedily in the flaring light as they watched the Body of the Victim. و چشمانشان، آنگاه که به تن قربانی می‌نگریستند، در نور خیره‌کننده، آزمندانه می‌درخشیدند. mizan_test_en_fa And as he stood before the altar, و هنگامی که در برابر محراب ایستاد، mizan_test_en_fa holding aloft with blood stained hands the torn and mangled body of his murdered love, و با دست‌های خون‌آلود، تن چاک خورده و پاره‌پاره‌شده معبود کشته‌اش را بالا نگاه داشت، mizan_test_en_fa the voices of the guests bidden to the Eucharistic feast rang out in another peal of song: صدای مهمانانی که به جشن نان و شراب مقدس فرا خوانده شده بودند به آوازی دیگر طنین‌افکن شد. mizan_test_en_fa Ah, and now they come to take the Body Go then, dear heart, آه، و اکنون آنان می‌آیند که تن را ببرند؛ پس برو عزیز دل، mizan_test_en_fa to thy bitter doom, and open the gates of heaven for these ravening wolves that will not be denied. به‌سوی سرنوشت تلخ خود، و دروازه‌های بهشت را برای این گرگان حریص که از پذیرششان امتناع نخواهد شد، بگشا! mizan_test_en_fa And as the deacon of honour placed the sacred vessel on the altar, و آنگاه که شماس افتخاری، ظرف مقدس را روی محراب نهاد، mizan_test_en_fa Montanelli sank down where he had stood, and knelt upon the step; مونتانلی در همان‌جا ایستاده بود، خود را پایین کشید و بر روی پله زانو زد، mizan_test_en_fa and from the white altar above him the blood flowed down and dripped upon his head. و از محراب سپید بالای سر او خون سرازیر شد، و بر سرش فروچکید. mizan_test_en_fa Then, after the benediction, he knelt down again before the altar and covered his face; آنگاه، پس از دعای اختتام، باز برابر محراب به زانو درآمد و چهره‌اش را پوشاند؛ mizan_test_en_fa and the voice of the priest reading aloud the list of indulgences swelled and sank like a far off murmur from a world to which he belonged no more. و صدای کشیشان که دعای مربوط به گناهان بخشوده را می‌خواندند، همچون زمزمه‌ای ئوردست از دنیایی که او دیگر بدان تعلق نداشت، برمی‌خواست و فروکش می‌کرد. mizan_test_en_fa The priests drew back, whispering together; کشیشان در حالی‌که با یکدیگر نجوا می‌کردند عقب رفتند، mizan_test_en_fa the thing was unusual, even irregular; عملی برخلاف معمول، حتی برخلاف نظم بود؛ mizan_test_en_fa but it was within the Cardinal's prerogative if he chose to do it. اما اگر کاردینال می‌خواست به آن اقدام ورزد، امتیاز ویژه‌ای بود. mizan_test_en_fa No doubt, he had some statement of exceptional importance to make; بدون شک، می‌خواست بیاناتی را که اهمیت خاصی داشت ایراد کند؛ mizan_test_en_fa some new reform from Rome to announce or a special communication from the Holy Father. اصلاحات نوینی از جانب رم که باید اعلام شود یا ابلاغیه‌ای مخصوص از سوی پدر مقدس. mizan_test_en_fa Slowly and steadily he began to speak: آرام و یکنواخت، شروع به صحبت کرد: mizan_test_en_fa ;It is written in the Gospel according to St. در انجیل از قول یوحنا چنین آمده است: mizan_test_en_fa John: 'God so loved the world, that He gave His only begotten Son that the world through Him might be saved.' خداوند چنان به جهان مهر می‌ورزید که پسر یگانه‌اش را داد تا جهان نجات یابد. mizan_test_en_fa ;This is the festival of the Body and Blood of the Victim who was slain for your salvation; این جشن تن و خون آن قربانی است که برای رستگاری شما به قتل رسید؛ mizan_test_en_fa the Lamb of God, which taketh away the sins of the world; the Son of God, Who died for your transgressions. بره خدا که گناهان جهان را بر دوش کشید؛ پسر خدا که به‌خاطر گناهان شما مرد. mizan_test_en_fa And I know that this morning, when you came to share in the banquet, to eat of the Body of the Victim, و من می‌دانم که امروز صبح، آنگاه که برای شرکت در این ضیافت، خوردن تن قربانی، آمدید، mizan_test_en_fa your hearts were filled with joy, as you remembered the Passion of God the Son, Who died, that you might be saved. با به یاد آوردن مصیبت پسر خدا که مرد تا شما رستگار شوید، دل‌هایتان مالامال از شادی بود. mizan_test_en_fa ;I have watched you to day, my people, as you walked in your ranks in solemn procession; یاران من، امروز همچنان که در صفوف خود در دسته پرهیبت گام برمی‌داشتید، تماشا می‌کردم؛ mizan_test_en_fa and I have seen that your hearts are glad within you for the remission of your sins, and that you rejoice in your salvation. و دیدم که دل‌های شما در سینه، به‌خاطر بخشوده شدن گناهانتان خشنود است، و از رستگاری خود لذت می‌برید. mizan_test_en_fa In the chancel the priests bent forward and whispered to one another; در صدر کلیسا، کشیشان به جلو خم شده بودند و با یکدیگر نجوا می‌کردند؛ mizan_test_en_fa but the preacher went on speaking, and they held their peace. اما واعظ همچنان سخن می‌راند و آنان آرامش خود را حفظ می‌نمودند. mizan_test_en_fa For I looked upon your weakness and your sorrow, and upon the little children about your feet; زیرا بی‌پناهی و غم‌های شما و کودکانی را که درپیش پایتان بودند دیدم؛ mizan_test_en_fa and my heart was moved to compassion for their sake, that they must die. و از اینکه آنان باید بمیرند قلبم به خاطرشان به رحم آمد؛ mizan_test_en_fa Then I looked into my dear son's eyes; and I knew that the Atonement of Blood was there. سپس به چشمان پسر عزیزم نگریستم، و دانستم که کفاره خون در آنجاست. mizan_test_en_fa He died for you, and the darkness has swallowed him up; اوبه‌خاطر شما مرد، و تاریکی او را در کام خود کشید؛ mizan_test_en_fa he is dead, and there is no resurrection; he is dead, and I have no son. او مرده است، و دیگری بازخیزی وجود ندارد؛ او مرده است، و من دیگر پسری ندارم. mizan_test_en_fa I cry aloud, but he does not hear me; من بانگ می‌زنم، اما او نمی‌شنود؛ mizan_test_en_fa I beat at the door of the grave, but he will not wake; بر در گور می‌زنم، ولی او برنمی‌خیزد؛ mizan_test_en_fa I stand alone, in desert space, and look around me, تنها در مکانی ویران می‌ایستم و به اطراف خود می‌نگرم، mizan_test_en_fa from the blood stained earth where the heart of my heart lies buried, to the void and awful heaven that is left unto me, desolate. به زمین خون‌آلود، آنجا که نور دیدگان من، مدفون است؛ به آسمان‌تهی و هراس‌انگیز که برای من متروک به‌جای مانده است. mizan_test_en_fa This is the body that was given for you look at it, این تنی است که به‌خاطر شما داده شده است؛ به آن نگاه کنید، mizan_test_en_fa torn and bleeding, throbbing still with the tortured life, quivering from the bitter death agony; take it, Christians, and eat! پاره‌پاره و خون‌چکان، هنوز از زندگی پرعذاب می‌تپد، از احتضار جگرسوز می‌لرزد؛ مسیحیان، این را بگیرید و بخورید! mizan_test_en_fa Then, and only then, the silence of the people broke in a wild, hysterical scream; پس از آن، تنها پس از آن، سکوت مردم به فریادی وحشیانه و تشنج‌آمیز مبدل شد؛ mizan_test_en_fa Gemma, with bare arms and an apron over her dress, was standing at a table, putting up little packages of cartridges for distribution. جما با بازوی برهنه و پیشبندی بر روی لباسش، پشت میزی ایستاده بود و بسته‌های کوچک فشنگ را برای توزیع آماده می‌کرد؛ mizan_test_en_fa She had stood over the work since early morning; از صبح زود به کار پرداخته بود، mizan_test_en_fa and now, in the glaring afternoon, her face looked haggard with fatigue. و اکنون، در بعد از ظهر روشن، سیمایش از خستگی تکیده می‌نمود mizan_test_en_fa She mostly kept her eyes lowered now; اکنون، بیشتر، چشمان خود را به زیر می‌انداخت؛ mizan_test_en_fa but when, by chance, she raised them, he shivered at the horror in their shadows. اما هنگامی که برحسب تصادف آن‌ها را بلند می‌کرد، مارتینی از هراسی که در سایه آن‌ها بود بر خود می‌لرزید. mizan_test_en_fa His whole figure and the half frightened way he looked up when she came in, سراپای آن مرد با آن طرز نیمه‌وحشت‌زده‌ای که در موقع ورود او سر بلند کرد، mizan_test_en_fa suggested to her that he must be one of the Swiss guards. جما را منعقد ساخت که او باید یکی از نگهبانان سویسی باشد. mizan_test_en_fa He wore a countryman's blouse, which evidently did not belong to him, وی یک پیراهن دهقانی که ظاهرا از آن خودش نبود به تن داشت، mizan_test_en_fa and kept glancing round as though afraid of detection. و انگار که می‌ترسید تحت تعقیب قرار گرفته باشد، دایما به اطراف می‌نگریست. mizan_test_en_fa So if I am to keep at all my promise to tell you everything, I must keep it now. بنابراین اگر بخواهی طبق قولی که داده‌ام همه‌چیز را به تو بگویم، باید هم‌اکنون بگویم؛ mizan_test_en_fa But, after all, there is not much need of explanations between you and me. اما، روی هم‌رفته، برای من و تو نیاز چندانی به توضیح بسیار نیست. mizan_test_en_fa even to pay back a few of them, and here I am still, like the mackerel in our nursery book I forget its name , 'Alive and kicking, oh! حتی به تعدادی از آن‌ها پاسخ داده‌ام و اکنون هنوز مانند آن ماهی خالدار در کتاب دوران کودکیمان نامش را فراموش کرده‌ام، زنده و دم‌جنبانم! mizan_test_en_fa ;About that same to morrow morning, I want both you and Martini to understand clearly that I am quite happy and satisfied, اما سپیده‌دم فردا، من می‌خواهم که هر دوی شما، تو و مارتینی، بروشنی درک کنید که کاملا خوشبخت و راضی هستم، mizan_test_en_fa and could ask no better thing of Fate. و از سرنوشت، چیزی بهتر از این نمی‌توانم بخواهم. mizan_test_en_fa You see, dear, I know that the stick in the mud people are doing us a good turn and themselves a bad one by going back to secret trials and executions so soon, می‌بینی عزیزم، من می‌دانم که مردم پای در گل مانده از اینکه به این زودی به دادگاه‌های سری و اعدام‌ها بازمی‌گردند، به ما خدمت می‌کنند و به خود زیان می‌رسانند؛ mizan_test_en_fa and I know that if you who are left stand together steadily and hit hard, you will see great things. و من می‌دانم، اگر شما که بازمانده‌اید به‌نحوی پیگیر متحد باشید و ضربه‌ای سخت وارد آورید، حوادث بزرگی را خواهید دید. mizan_test_en_fa Of course, though, you understand why, and I tell you only for the pleasure of writing the words. اگرچه مسلما آن را درک می‌کنی، ولی من این کلمات را صرفا به‌خاطر لذت از نگارششان می‌نویسم. mizan_test_en_fa I loved you, Gemma, when you were an ugly little girl in a gingham frock, with a scratchy tucker and your hair in a pig tail down your back; and I love you still. جما! من تو را آن زمانی‌که دخترک زشتی بودی، روپوش کتانی و دستمال گردن خشنی می‌پوشیدی و گیس‌های بافته‌ای بر پشت داشتی دوست می‌داشتم، و هنوز هم دوستت دارم. mizan_test_en_fa Do you remember that day when I kissed your hand, and when you so piteously begged me 'never to do that again'? آیا آن روز را که بر دستت بوسه زدم و تو به‌نحو رقت‌انگیزی از من خواهش کردی: دیگر هرگز این کار را نکنید، به یاد داری؟ mizan_test_en_fa It was a scoundrelly trick to play, I know; من می‌دانم که نیرنگ بی‌شرمانه‌ای بود؛ mizan_test_en_fa but you must forgive that; and now I kiss the paper where I have written your name. ولی تو باید آن را ببخشی؛ اکنون نیز بر آن نقطه از این نامه که نامت را نوشته‌ام بوسه می‌زنم. mizan_test_en_fa Half an hour later Martini entered the room, and, startled out of the silence of half a life time, نیم ساعت بعد، مارتینی به اتاق داخل شد، و از سکوتی که نیمی از عمر خود را در آن گذرانده بود خارج شد. mizan_test_en_fa threw down the placard he was carrying and flung his arms about her. یک آگهی دیواری راکه همراه داشت به زمین پرت کرد و جما را در آغوش کشید mizan_test_en_fa She glanced up quickly from the paper, جما بسرعت، سر از روی کاغذ برداشت، mizan_test_en_fa and Martini answered the unspoken suggestion in her eyes with a shrug of his shoulders. و مارتینی با تکان شانه‌ها به یک فکر ناگفته در چشمان او پاسخ داد: mizan_test_en_fa ;What would you have, Madonna? Aneurism is as good a word as any other.; چه می‌گویی مادونا، سکته قلبی نیز کلمه‌ای چون کلمات دیگر است. mizan_test_en_fa In my younger and more vulnerable years my father gave me some advice that I've been turning over in my mind ever since. در سال‌هایی که جوان‌تر و به ناچار آسیب پذیرتر بودم پدرم پندی به من داد که آن را تا به امروز در ذهن خود مزه مزه می‌کنم. mizan_test_en_fa The abnormal mind is quick to detect and attach itself to this quality when it appears in a normal person, and so it came about that in college I was unjustly accused of being a politician, هنگامی که این خصلت در انسان متعارف ظاهر می‌شود، مغز غیر متعارف وجود آن را بسرعت حس می‌کند و خود را به آن می‌چسباند؛ از این رو در دانشکده مرا به ناحق متهم به سیاست پیشگی می‌کردند، mizan_test_en_fa frequently I have feigned sleep, preoccupation, or a hostile levity when I realized by some unmistakable sign that an intimate revelation was quivering on the horizon اغلب هنگامی که از روی نشانه‌ای برایم مسلم می‌شد که مکنونات قلبی کسی از گوشه افق لرزان لرزان در آستانه طلوع است، خود را به خواب زده‌ام، اشتغال فکری شدید را بهانه قرار داده‌ام و یا به سبکسری خصمانه تظاهر کرده‌ام؛ mizan_test_en_fa I am still a little afraid of missing something if I forget that, as my father snobbishly suggested, من هنوز گاه می‌ترسم اگر موضوعی را که پدرم آن روز با تفرعن در لفافه گفت، mizan_test_en_fa and I snobbishly repeat a sense of the fundamental decencies is parcelled out unequally at birth. و من امروز با تفرعن تکرار می‌کنم فراموش نکنم این که بهره اشخاص را از اصول انسانیت در هنگام تولد به یکسان تقسیم نمی‌کنند به نحوی سرم بی کلاه بماند. mizan_test_en_fa Only Gatsby, the man who gives his name to this book, was exempt from my reaction تنها گتسبی، مردی که نام خود را به این کتاب داده است از عکس العمل من معاف بود. mizan_test_en_fa Gatsby who represented everything for which I have an unaffected scorn. گتسبی که مظهر همه چیزهایی بود که آن‌ها را صادقانه حقیر می‌شمارم. mizan_test_en_fa If personality is an unbroken series of successful gestures, then there was something gorgeous about him, اگر شخصیت عبارت از سلسله به هم پیوسته‌ای از حرکات موفق باشد پس باید گفت که گتسبی دارای شکوهی بود، mizan_test_en_fa some heightened sensitivity to the promises of life, که یک جور حساسیت تیز شده نسبت به نویدهای زندگی داشت، mizan_test_en_fa it was an extraordinary gift for hope, a romantic readiness such as I have never found in any other person and which it is not likely I shall ever find again. استعداد خارق العاده‌ای بود برای امیدواری، آمادگی رمانتیکی که نظیرش را تا به حال در هیچ کس دیگر ندیده‌ام و به احتمال زیاد در آینده هم نخواهم دید. mizan_test_en_fa but the actual founder of my line was my grandfather's brother who came here in fifty one, اما بنیان گذار شاخه من در واقع برادر پدربزرگم، عموی بزرگ ماست که در سال ۱۸۵۱ به اینجا آمد، mizan_test_en_fa sent a substitute to the Civil War and started the wholesale hardware business that my father carries on today. کسی را به نیابت خود به جنگ داخلی فرستاد و این عمده فروشی ابزار را که امروزه پدرم ادامه می‌دهد تأسیس کرد. mizan_test_en_fa I never saw this great uncle, من این عموی بزرگ را هرگز ندیدم، mizan_test_en_fa but I'm supposed to look like him with special reference to the rather hard boiled painting that hangs in Father's office. اما آن طور که می‌گویند به او شباهت دارم مخصوصا با توجه به نقاشی نسبتا عبوسی که در دفتر کار پدرم آویزان است. mizan_test_en_fa I graduated from New Haven in 1915, just a quarter of a century after my father, من در سال ۱۹۱۵ یعنی درست بیست و پنج سال بعد از پدرم از دانشگاه ییل در نیو هیون فارغ التحصیل شدم، mizan_test_en_fa and a little later I participated in that delayed Teutonic migration known as the Great War. و اندکی بعد، در آن مهاجرت عقب افتاده تیوتانیک که به جنگ. mizan_test_en_fa west now seemed like the ragged edge of the universe غرب میانه به جای آن که قلب گرم جهان باشد اکنون بسان لبه زنده عالم بود mizan_test_en_fa so I decided to go east and learn the bond business. بنابراین تصمیم گرفتم به شرق بروم و کار خرید و فروش اوراق بهادار را بیاموزم. mizan_test_en_fa All my aunts and uncles talked it over as if they were choosing a prep school for me and finally said, همه عمه‌ها، خاله‌ها، دایی‌ها و عموهای من به شور نشستند، انگار که می‌خواستند دبیرستانی برایم انتخاب کنند، mizan_test_en_fa ;Why ye es; with very grave, hesitant faces. و سرانجام با قیافه گرفته و مردد گفتند: خیلی خب. mizan_test_en_fa The practical thing was to find rooms in the city, کار عملی، گرفتن اتاق در شهر بود، mizan_test_en_fa but it was a warm season and I had just left a country of wide lawns and friendly trees, اما فصل گرما بود و من تازه منطقه چمن‌های وسیع و درخت‌های مهربان را پشت سر نهاده بودم، mizan_test_en_fa so when a young man at the office suggested that we take a house together in a commuting town it sounded like a great idea. بنابراین وقتی یکی از کارمندان جوان شرکت پیشنهاد کرد با هم خانه‌ای در یک دهکده حومه بگیریم، فکر خوبی به نظرم رسید. mizan_test_en_fa He found the house, a weather beaten cardboard bungalow at eighty a month, خانه را گرفتیم بنگله مقوایی باد و باران خورده‌ای بود با اجاره هشتاد دلار در ماه mizan_test_en_fa but at the last minute the firm ordered him to Washington and I went out to the country alone. ولی همکار من در آخرین لحظه به دستور شرکت مأمور واشینگتن گردید و من به ناچار تنها به روستا رفتم. mizan_test_en_fa I bought a dozen volumes on banking and credit and investment securities and they stood on my shelf in red and gold like new money from the mint, ده دوازده جلد کتاب درباره بانکداری و اعتبار و وثیقه‌های سرمایه گذاری خریده بودم؛ با جلدهای سرخ زرکوبشان مثل سکه‌هایی که تازه از ضرابخانه بیرون آمده باشند، mizan_test_en_fa promising to unfold the shining secrets that only Midas and Morgan and Maecenas knew. کنار هم روی قفسه صف کشیده بودند و نوید می‌دادند که اسرار درخشنده‌ای را که فقط مایداس و مرگان و مای سینس می‌دانستند برای من بازگو کنند. mizan_test_en_fa It was on that slender riotous island which extends itself due east of New York and where there are, این خانه در آن جزیره باریک اندام پر غوغایی قرار داشت، که در مشرق نیویورک قد راست کرده است mizan_test_en_fa among other natural curiosities, two unusual formations of land. و در آن، از جمله غرایب طبیعی دیگر دو قطعه خشکی غیر عادی وجود دارد. mizan_test_en_fa They are not perfect ovals like the egg in the Columbus story they are both crushed flat at the contact end این دو بیضی کامل نیستند، بلکه مثل تخم مرغ داستان کریستف کلمب هر دو از آن طرفی که به خشکی چسبیده‌اند له و پهن شده‌اند، mizan_test_en_fa but their physical resemblance must be a source of perpetual confusion to the gulls that fly overhead. اما شباهت ظاهری آن‌ها برای مرغان دریایی که بر فراز آن‌ها پرواز می‌کنند قاعدتا باید مایه سردرگمی دایم باشد. mizan_test_en_fa well, the less fashionable of the two, though this is a most superficial tag to express the bizarre and not a little sinister contrast between them. خب دیگر، کم‌تر مد روز بود زندگی می‌کردم، اگرچه باید گفت که این توصیف برای نشان دادن تضاد غریب و بیشتر از اندک وهم انگیزی که بین آن دو وجود داشت ظاهربینانه‌ترین برچسب ممکن است. mizan_test_en_fa My house was at the very tip of the egg, only fifty yards from the Sound, خانه من درست در نوک تخم مرغ، در فاصله پنجاه متری تنگه، mizan_test_en_fa and squeezed between two huge places that rented for twelve or fifteen thousand a season. بین دو خانه عظیم که اجاره فصلی هر کدام دوازده تا پانزده هزار دلار بود، به زحمت جا گرفته بود. mizan_test_en_fa It was Gatsby's mansion Or rather, as I didn't know Mr. Gatsby it was a mansion inhabited by a gentleman of that name. دولت سرای گتسبی بود یا این که بهتر است بگویم دولت سرایی بود که آقایی به آن نام در آن زندگی می‌کرد، چون آقای گتسبی را شخصا نمی‌شناختم. mizan_test_en_fa My own house was an eye sore, خانه خود من منظره ناهنجاری داشت، mizan_test_en_fa but it was a small eye sore, and it had been overlooked, ولی خودش و ناهنجاریش کوچک بود و فراموشش کرده بودند، mizan_test_en_fa so I had a view of the water, a partial view of my neighbor's lawn, and the consoling proximity of millionaires all for eighty dollars a month. بنابراین چشم انداز دریا را داشتم و نیمه چشم انداز چمن همسایه را قرب جوار تسلی بخش میلیونرها را و این همه فقط در برابر هشتاد دلار در ماه. mizan_test_en_fa Across the courtesy bay the white palaces of fashionable East Egg glittered along the water, آن طرف نیمچه خلیج، کاخ‌های سفید ایست اگ، تخم مرغ مد روز، در ساحل می‌درخشیدند، mizan_test_en_fa and the history of the summer really begins on the evening I drove over there to have dinner with the Tom Buchanans. و ماجرای تابستان در حقیقت عصر روزی شروع می‌شود که من اتومبیل خود را به طرف ایست اگ راندم تا شام را میهمان خانم و آقای تام بیوکنن باشم. mizan_test_en_fa Her husband, among various physical accomplishments, شوهر دی زی، از جمله توفیق‌های بدنی مختلفی که به دست آورده بود، mizan_test_en_fa had been one of the most powerful ends that ever played football at New Haven یکی از قوی‌ترین فوتبالیستهایی بود که تاریخ ورزشی دانشگاه ییل به خاطر داشت، mizan_test_en_fa Why they came east I don't know. علت آمدنشان را به شرق نمی‌دانستم، mizan_test_en_fa They had spent a year in France, for no particular reason, قبلا یک سالی را، بدون هیچ گونه دلیل خاص، در فرانسه گذرانده بودند، mizan_test_en_fa and then drifted here and there unrestfully wherever people played polo and were rich together. و پس از آن با یک نوع بی قراری، چندی اینجا و چندی آنجا، هر کجا که مردم چوگان بازی می‌کنند و در هم پولی یکدیگر شاداند، در جریان آب شناور شده بودند. mizan_test_en_fa And so it happened that on a warm windy evening I drove over to East Egg to see two old friends whom I scarcely knew at all. و بدین سان بعد از ظهر یک روز گرم پر نسیم با اتومبیل خود راه ایست اگ را پیش گرفتم تا به دیدار دو دوست قدیمی بروم، دوستانی که تقریبا نمی‌شناختم. mizan_test_en_fa Their house was even more elaborate than I expected, خانه آن‌ها پر طول و تفصیل‌تر از آن بود که انتظار داشتم mizan_test_en_fa a cheerful red and white Georgian Colonial mansion overlooking the bay. یک جور بنای بزرگ سرخ و سفید فرح انگیز که به سبک مستعمراتی جرجیا ساخته شده بود و به خلیج مشرف بود. mizan_test_en_fa The lawn started at the beach and ran toward the front door for a quarter of a mile, چمن از ساحل شنی شروع می‌شد و ششصد متری تا جلوی خانه می‌دوید، mizan_test_en_fa jumping over sun dials and brick walks and burning gardens و در راه خود از روی ساعت‌های آفتابی و خرندهای آجری و باغچه‌های آتشین می‌پرید. mizan_test_en_fa The front was broken by a line of French windows, نمای جلو ساختمان با یک ردیف دریچه بزرگ قطع می‌شد، mizan_test_en_fa glowing now with reflected gold, and wide open to the warm windy afternoon, که اکنون از طلای بازتافته خورشید تابناک بودند و در این بعد ظهر گرم و پر نسیم هر دو لنگه‌های آن‌ها باز بود، mizan_test_en_fa he seemed to fill those glistening boots until he strained the top lacin, چنان چکمه‌های براقش را پر کرده بود که بندهای گره خورده آن انگار زیر فشار فریاد می‌کشیدند، mizan_test_en_fa and you could see a great pack of muscle shifting when his shoulder moved under his thin coat. و زمانی که شانه‌های خود را زیر کت نازکش تکان می‌داد، آدم می‌توانست جا به جا شدن یک توده بزرگ ماهیچه را ببیند. mizan_test_en_fa There was a touch of paternal contempt in it, even toward people he liked در این صدا حتی برای کسانی که مورد محبت او بودند، مقداری تحقیر پدرانه به گوش می‌خورد mizan_test_en_fa and there were men at New Haven who had hated his guts. و در دانشگاه چه بسیار کسانی بودند که از تام کینه به دل گرفته بودند. mizan_test_en_fa ;Now, don't think my opinion on these matters is final,; he seemed to say, مثل این بود که به آدم می‌گفت: نه که خیال کنی نظر من در مورد این چیزا قاطعه، mizan_test_en_fa ;just because I'm stronger and more of a man than you are. فقط واسه این که من از تو گردن کلفت‌تر و مردترم. mizan_test_en_fa ; We were in the same Senior Society, ما هر دو در جمع دانشجویان ارشد بودیم، mizan_test_en_fa and while we were never intimate I always had the impression that he approved of me , و اگرچه هیچ وقت خودمانی و نزدیک نبودیم ولی همیشه حس می‌کردم تام مرا می‌پسندد، mizan_test_en_fa and wanted me to like him with some harsh, defiant wistfulness of his own. و با یک نوع حسرت خشن و مغرور مخصوص خودش میل دارد که من هم از او خوشم بیاید. mizan_test_en_fa Turning me around by one arm he moved a broad flat hand along the front vista, بعد با یک دست مرا چرخاند و با دست پهن و بزرگ دیگرش قوسی رو به چشم انداز مقابل در هوا ترسیم کرد، mizan_test_en_fa including in its sweep a sunken Italian garden, a half acre of deep pungent roses , قوسی که از جمله یک باغچه گود ایتالیایی، یک گلستان انبوه و معطر رز، mizan_test_en_fa and a snub nosed motor boat that bumped the tide off shore. و یک قایق موتوری پوزه کوتاه را که کنار ساحل با حرکت امواج می‌رقصید در بر گرفت. mizan_test_en_fa A breeze blew through the room, نسیمی از توی اتاق می‌گذشت، mizan_test_en_fa blew curtains in at one end and out the other like pale flags, و پرده‌ها را از یک سو به طرف داخل و از سوی دیگر به طرف خارج مثل پرچم‌های کمرنگ به اهتزاز در می‌آورد، mizan_test_en_fa twisting them up toward the frosted wedding cake of the ceiling آن گاه آن‌ها را به سوی سقف که با تزییناتش یک کیک پر نقش و نگار عروسی بود لوله می‌کرد؛ mizan_test_en_fa The only completely stationary object in the room was an enormous couch , تنها چیزی که واقعا در آن اتاق بی حرکت بود تخت بسیار بزرگی بود، mizan_test_en_fa on which two young women were buoyed up as though upon an anchored balloon. که دو زن جوان خود را روی آن چون روی بالن زنجیر شده‌ای شناور کرده بودند. mizan_test_en_fa Then there was a boom as Tom Buchanan shut the rear windows and the caught wind died out about the room, چون وقتی به خود آمدم که تام بیوکنن دریچه‌های عقب را با صدای بلندی بست و نسیمی که در اتاق گرفتار شده بود جان داد، mizan_test_en_fa and the curtains and the rugs and the two young women ballooned slowly to the floor. و پرده‌ها و فرش‌ها و دو زن جوان آهسته به زمین برگشتند. mizan_test_en_fa She was extended full length at her end of the divan, طرف خودش روی تخت، تمام قد دراز کشیده بود؛ mizan_test_en_fa completely motionless and with her chin raised a little as if she were balancing something on it which was quite likely to fall. کاملا بی حرکت بود، چانه‌اش را اندکی بالا گرفته بود، انگار چیزی روی آن نهاده بود که هر لحظه ممکن بود تعادلش را از دست بدهد و سرنگون شود، mizan_test_en_fa If she saw me out of the corner of her eyes she gave no hint of it اگر مرا از گوشه چشم خود می‌دید، نشانه‌ای از آن در او ظاهر نشد، mizan_test_en_fa indeed, I was almost surprised into murmuring an apology for having disturbed her by coming in. و در حقیقت این من بودم که از تعجب تقریبا داشتم زیر لبی معذرت می‌خواستم که با حضور خود مزاحم شده‌ام. mizan_test_en_fa The other girl, Daisy, made an attempt to rise she leaned slightly forward with a conscientious expression زن جوان دیگر، دی زی، سعی کرد برخیزد و با یک حالت وظیفه شناسی اندکی به طرف جلو خم شد mizan_test_en_fa then she laughed, an absurd, charming little laugh, بعد خندید، خنده‌ای بی معنی، کوچک و دل انگیز. mizan_test_en_fa She laughed again, as if she said something very witty, دوباره خندید، انگار که حرف خیلی خوشمزه و نغزی زده باشد، mizan_test_en_fa and held my hand for a moment, looking up into my face, و لحظه‌ای دست مرا در دست گرفت و به چهره من نگریست، mizan_test_en_fa promising that there was no one in the world she so much wanted to see. با نویدی که می‌گفت اشتیاقش به دیدار من بیش از شوق دیدن هر کس دیگری در این دنیا است. mizan_test_en_fa I've heard it said that Daisy's murmur was only to make people lean toward her; بعضی‌ها می‌گفتند زمزمه کردن دی زی به خاطر آن است که اشخاص را مجبور کند سرشان را به طرف او جلو بیاورند؛ mizan_test_en_fa an irrelevant criticism that made it no less charming. خرده گیری بی ربطی بود که در عین حال از لطف آن کار چیزی نمی‌کاست. mizan_test_en_fa At any rate Miss Baker's lips fluttered, she nodded at me almost imperceptibly and then quickly tipped her head back again در هر حال، لب‌های میس بیکر تکانی خورد، سرش را به طور تقریبا نامحسوسی به طرف من خم کرد و بعد دوباره به سرعت عقب برد mizan_test_en_fa the object she was balancing had obviously tottered a little and given her something of a fright. معلوم بود جسمی که تعادلش را نگاه می‌داشت به یک سو کج شده و او را ترسانده بود. mizan_test_en_fa It was the kind of voice that the ear follows up and down, صدایش از آن نوع صداهایی است که گوش همه زیر و بم‌های آن را دنبال می‌کند، mizan_test_en_fa as if each speech is an arrangement of notes that will never be played again. انگار که هر جمله ترکیب تازه‌ای است از نت‌هایی که هیچ گاه دوباره نواخته نخواهند شد. mizan_test_en_fa but there was an excitement in her voice that men who had cared for her found difficult to forget: اما شوری در صدای او بود که آن را مردانی که روزی خاطر خواه او بودند مشکل می‌توانستند فراموش کنند: mizan_test_en_fa a singing compulsion, a whispered ;Listen,; یک جور کشش و جبر آوازخوان، یک گوش کن در گوشی، mizan_test_en_fa a promise that she had done gay, exciting things just a while since and that there were gay, exciting things hovering in the next hour. و عده‌ای که صاحب صدا چند لحظه پیش‌تر کارهای خوش و شورانگیزی انجام داده است و این که کارهای خوش و شورانگیز دیگری برای ساعت بعد در راه است. mizan_test_en_fa I told her how I had stopped off in Chicago for a day on my way east and how a dozen people had sent their love through me. به دی زی گفتم سر راهم به شرق یک روز در شیکاگو مانده‌ام و این که چطور ده دوازده نفر از طریق من به او سلام رسانده‌اند. mizan_test_en_fa Evidently it surprised her as much as it did me, معلوم بود که از ناگهانی بودن قطعا، خودش هم به اندازه من غافلگیر شده است، mizan_test_en_fa for she yawned and with a series of rapid, deft movements stood up into the room. چون دهن دره‌ای کرد، بعد با یک رشته حرکات سریع و چابک برخاست و کف اتاق ایستاد. mizan_test_en_fa Before I could reply that he was my neighbor dinner was announced; پیش از آن که بتوانم جواب بدهم که این آدم همسایه من است، خبر رسید که شام حاضر است؛ mizan_test_en_fa Sometimes she and Miss Baker talked at once, بعض وقت‌ها، دی زی و میس بیکر با هم حرف می‌زدند، mizan_test_en_fa unobtrusively and with a bantering inconsequence that was never quite chatter, آرام و بی تظاهر و بدون پیوند منطقی، که شوخ و شاد بود ولی هیچ گاه کاملا غلغله زنانه نمی‌شد، mizan_test_en_fa that was as cool as their white dresses and their impersonal eyes in the absence of all desire. و به خنکی لباس سفیدشان بود و به خنکی چشم‌هایشان که در غیاب هوس بی طرف و بی تفاوت بودند. mizan_test_en_fa They were here and they accepted Tom and me, خودشان آنجا بودند، و حضور من و تام را هم می‌پذیرفتند، mizan_test_en_fa making only a polite pleasant effort to entertain or to be entertained. و تنها از روی ادب و به نحوی خوشایند سعی می‌کردند ما را سرگرم کنند و یا آن که اجازه می‌دادند مشغولشان بداریم. mizan_test_en_fa ;You make me feel uncivilized, Daisy,; I confessed on my second glass of corky but rather impressive claret. به دومین جام کلارت چشمگیر و گرچه آمیخته به طعم چوب پنبه خود رسیده بودم که به اعتراف گفتم: دی زی، پیش تو، من خودمو بی تمدن حس می‌کنم. mizan_test_en_fa insisted Tom, glancing at her impatiently. تام بی صبرانه نگاهی به دی زی انداخت و با اصرار اضافه کرد: mizan_test_en_fa ;This fellow has worked out the whole thing. این یارو همه جای قضیه رو حساب کرده، mizan_test_en_fa It's up to us who are the dominant race to watch out or these other races will have control of things.; حالا دیگه این به عهده ما هس که نژاد برتر هستیم که مواظب باشیم این نژادهای دیگه اختیار کار رو از دست ما نگیرن. mizan_test_en_fa When, almost immediately, the telephone rang inside and the butler left, وقتی تقریبا در همین لحظه تلفن زنگ زد و پیشخدمت از ایوان به داخل عمارت رفت، mizan_test_en_fa the porch Daisy seized upon the momentary interruption and leaned toward me. دی زی با استفاده از سکوت آنی به طرف من خم شد و با شوق به نجوا گفت: mizan_test_en_fa ;Well, he wasn't always a butler; آره، این یارو همیشه پیشخدمت نبوده؛ mizan_test_en_fa he used to be the silver polisher for some people in New York that had a silver service for two hundred people. سابقا تو نیویورک کارش پاک کردن و صیقل دادن نقره بوده، خونه آدمایی که یک سرویس قاشق و چنگال برای دویست نفر داشته ن. mizan_test_en_fa her voice compelled me forward breathlessly as I listened در آن حال که به سخنان او گوش می‌دادم صدایش مرا بی اختیار جلو می‌کشید mizan_test_en_fa then the glow faded, each light deserting her with lingering regret like children leaving a pleasant street at dusk. آن گاه روشنی فرو نشست، و ذره‌های نور چون کودکانی که شامگاهان خیابان دلپذیر را ترک کنند چهره‌اش را با تأسف بدرود گفتند. mizan_test_en_fa The butler came back and murmured something close to Tom's ear whereupon Tom frowned, پیشخدمت برگشت و در گوش تام چیزی زمزمه کرد که از شنیدن آن تام ابرو در هم فشرد، mizan_test_en_fa pushed back his chair and without a word went inside. صندلی خود را عقب زود و بی آن که سخنی بگوید به داخل عمارت رفت. mizan_test_en_fa She was only extemporizing , دی زی بداهه گویی می‌کرد، mizan_test_en_fa but a stirring warmth flowed from her, اما حرارت شورانگیزی از وجود او بیرون می‌تراوید، mizan_test_en_fa as if her heart was trying to come out to you concealed in one of those breathless, thrilling words. انگار قلبش می‌خواست در لفاف یکی از همان کلمه‌های پر هیجان نفس بریده بیرون بجهد و پیش آدم بیاید. mizan_test_en_fa A subdued impassioned murmur was audible in the room beyond , زمزمه خفیف ولی پر تب و تابی از اتاق عقب شنیده می‌شد، mizan_test_en_fa and Miss Baker leaned forward, unashamed, trying to hear. و میس بیکر بی هیچ گونه خجالت به جلو خم شده گوش‌ها را تیز کرده بود. mizan_test_en_fa ; Almost before I had grasped her meaning there was the flutter of a dress , هنوز معنی این جمله میس بیکر را درست درک نکرده بودم که به همراهی خش خش لباس زنانه، mizan_test_en_fa and the crunch of leather boots and Tom and Daisy were back at the table. و جیرجیر چکمه‌های چرمی، تام و دی زی دوباره سر میز بودند. mizan_test_en_fa The telephone rang inside, startlingly, داخل عمارت تلفن ناگهان زنگ زد، mizan_test_en_fa and as Daisy shook her head decisively at Tom the subject of the stables, in fact all subjects, vanished into air. و در آن حال که دی زی به نحو قاطعی سرش را به طرف تام تکان می‌داد موضوع اصطبل و در حقیقت همه موضوع‌های دیگر ناپدید شدند. mizan_test_en_fa Among the broken fragments of the last five minutes at table I remember the candles being lit again, pointlessly, از جمله قطعات شکسته آخرین پنج دقیقه سر میز، روشن کردن دوباره و بی معنی شمع‌ها را به یاد می‌آورم، mizan_test_en_fa and I was conscious of wanting to look squarely at every one and yet to avoid all eyes. و این خود که می‌خواستم صاف توی چشم همه نگاه کنم و در عین حال نمی‌خواستم نگاه دیگران در چشمانم بیفتد. mizan_test_en_fa I couldn't guess what Daisy and Tom were thinking, نمی‌توانستم حدس بزنم دی زی و تام به چه فکر می‌کنند، mizan_test_en_fa but I doubt if even Miss Baker who seemed to have mastered a certain hardy skepticism was able utterly to put this fifth guest's shrill metallic urgency out of mind. ولی شک دارم از این که حتی میس بیکر که ظاهرا یک جور دیرباوری جسورانه پیدا کرده بود می‌توانست جیغ جیغ فلزی و مصرانه مهمان پنجم را به فراموشی بسپارد. mizan_test_en_fa Tom and Miss Baker, with several feet of twilight between them strolled back into the library, تام و میس بیکر، به فاصله یکی دو متر فضای نیمه تاریک، قدم زنان به طرف کتابخانه رفتند؛ mizan_test_en_fa as if to a vigil beside a perfectly tangible body, گویی برای پاسداری بر بالین جسد کاملا ملموسی می‌رفتند؛ mizan_test_en_fa while trying to look pleasantly interested and a little deaf I followed Daisy around a chain of connecting verandas to the porch in front. و در همان حال، من که می‌کوشیدم خود را به نحو مطبوعی علاقه‌امند و اندکی کر نشان بدهم و به دنبال دی زی از یک سلسله ایوان‌های تو در تو گذشتم تا به ایوان جلو ساختمان رسیدیم. mizan_test_en_fa ;Oh, yes ; She looked at me absently. اه، آره دی زی با چشمان مات به من نگریست: mizan_test_en_fa ;Listen, Nick; let me tell you what I said when she was born. گوش کن نیک؛ صب کن چیزی رو که وقتی به دنیا اومده بود گفتم برات تعریف کنم. mizan_test_en_fa Her eyes flashed around her in a defiant way, rather like Tom's, چشمانش را با یک حالت غرور بی پروا، تقریبا مثل تام، به این طرف و آن طرف گرداند، mizan_test_en_fa and she laughed with thrilling scorn. و با تحقیر و تمسخری پر شور خندید. mizan_test_en_fa The instant her voice broke off, ceasing to compel my attention, my belief, لحظه‌ای که صدایش برید و اثر مغناطیسی آن روی حواس و اعتقاد من قطع شد، mizan_test_en_fa I felt the basic insincerity of what she had said. عدم صداقتی را که از اساس در گفته‌های او بود حس کردم. mizan_test_en_fa I waited, and sure enough, in a moment she looked at me with an absolute smirk on her lovely face , صبر کردم، و درست مطابق انتظار، یک لحظه بعد دی زی در حالی که نیشخندی چهره زیبایش را گرفته بود به من نگریست، mizan_test_en_fa as if she had asserted her membership in a rather distinguished secret society to which she and Tom belonged. انگار عضویت خود را در انجمن سری نسبتا ممتازی که او و تام به آن تعلق داشتند آشکار ساخته بود. mizan_test_en_fa Tom and Miss Baker sat at either end of the long couch and she read aloud to him from the ;Saturday Evening Post; تام و میس بیکر در دو انتهای تخت بزرگ نشسته بودند و میس بیکر به صدای بلند داستانی از مجله ساتردی ایونینگ پست برای تام می‌خواند mizan_test_en_fa the words, murmurous and uninflected, running together in a soothing tune. کلمه‌ها، زمزمه وار و بی آهنگ، پشت سر هم به لحن آرامش بخشی بیرون می‌ریختند. mizan_test_en_fa The lamp light, bright on his boots and dull on the autumn leaf yellow of her hair, نور چراغ که روی چکمه‌های تام می‌درخشید و روی زلف زرد پاییزی میس بیکر مات بود، mizan_test_en_fa glinted along the paper as she turned a page with a flutter of slender muscles in her arms. هنگامی که مجله به حرکت ماهیچه‌های کشیده دست‌های میس بیکر ورق می‌خورد، در امتداد صفحه می‌لغزید. mizan_test_en_fa I knew now why her face was familiar و حالا فهمیدم چرا صورتش اینقدر آشنا بود mizan_test_en_fa its pleasing contemptuous expression had looked out at me from many rotogravure pictures of the sporting life at Asheville and Hot Springs and Palm Beach. آن سیمای دلپذیر با آن نگاه تحقیرآمیز از درون چه بسیار عکس‌های چاپ شده از وقایع ورزشی‌اش ویل و هات سپرینگز و پام پیچ که به من نگریسته بود. mizan_test_en_fa I'll sort of oh fling you together. اونوقت من شما تو تا رو هه‌ای همچی، میندازمتون پیش هم. mizan_test_en_fa You know lock you up accidentally in linen closets and push you out to sea in a boat, and all that sort of thing ; مثلا برحسب تصادف تو کمد لباس‌های شسته حبستون می‌کنم یا سوار قایقتون می‌کنم می‌فرستمتون دریا، و از این قبیل کارا … mizan_test_en_fa You can't stop going with an old friend on account of rumors , آدم به خاطر شایعات معاشرت خود را با یک دوست قدیمی نمی‌برد، mizan_test_en_fa and on the other hand I had no intention of being rumored into marriage. ولی از طرف دیگر به هیچ وجه قصد نداشتم به زور شایعات به طرف ازدواج رانده شوم. mizan_test_en_fa Their interest rather touched me and made them less remotely rich توجه دی زی و تام به این موضوع تا حدی در من تأثیر گذاشت و آن‌ها را از اوج دوردست توانگری اندکی به من نزدیک‌تر ساخت mizan_test_en_fa nevertheless, I was confused and a little disgusted as I drove away. با وجود این هنگامی که خانه ایشان را پشت سر گذاشتم، افکارم مغشوش بود و کمی احساس انزجار می‌کردم. mizan_test_en_fa It seemed to me that the thing for Daisy to do was to rush out of the house, child in arms به نظر من طبیعی‌ترین کار برای دی زی آن بود که بچه‌اش را بغل کند و از خانه تام بیرون بدود، mizan_test_en_fa but apparently there were no such intentions in her head. ولی ظاهرا چنین قصدی در سر نداشت. mizan_test_en_fa As for Tom, the fact that he ;had some woman in New York; و اما در مورد تام، این که رفیقه‌ای در نیویورک داشت، mizan_test_en_fa was really less surprising than that he had been depressed by a book. در واقع تعجبش کم‌تر از این بود که ازخواندن کتابی گرفتار بدبینی شده بود. mizan_test_en_fa Already it was deep summer on roadhouse roofs and in front of wayside garages, where new red gas pumps sat out in pools of light, هنوز بهار نگذشته در قلب تابستان بودیم و آثارش بر پشت بام خانه‌های کنار جاده و گاراژهایی که پمپ‌های بنزین نو و سرخ رنگشان در برکه‌های نور راست نشسته بودند به چشم می‌خورد. mizan_test_en_fa when I reached my estate at West Egg I ran the car under its shed, به دولت سرای خود در وست اگ که رسیدم، اتومبیل را زیر سایه به انش زدم، mizan_test_en_fa and sat for a while on an abandoned grass roller in the yard. و خود روی غلطکی که یک گوشه چمن در حیاط افتاده بود مدتی نشستم. mizan_test_en_fa The wind had blown off, leaving a loud bright night with wings beating in the trees, باد فرو نشسته بود و شبی پر آوا و روشن بر جای نهاده بود که در آن پرپر بال پرندگان از درختان به گوش می‌رسید، mizan_test_en_fa and a persistent organ sound as the full bellows of the earth blew the frogs full of life. و صدای مداوم ارگ مانندی که از نفیری بود که دم‌های خاک با تمام نیروی خود در تن قورباغه‌ها می‌دمیدند. mizan_test_en_fa The silhouette of a moving cat wavered across the moonlight and turning my head to watch it I saw that I was not alone سیاه سایه گربه‌ای در نور مهتاب لرزید و چون سر برگرداندم آن را تماشا کنم، دیدم تنها نیستم mizan_test_en_fa fifty feet away a figure had emerged from the shadow of my neighbor's mansion , پانزده متر دور از من سیاهی آدمی از سایه قصر همسایه خارج شده بود، mizan_test_en_fa and was standing with his hands in his pockets regarding the silver pepper of the stars. و دست در جیب ایستاده به فلفل سیمین ستارگان می‌نگریست. mizan_test_en_fa Something in his leisurely movements and the secure position of his feet upon the lawn suggested that it was Mr. Gatsby himself, در حرکات پر تفنن او و در قرار گرفتن قرص و محکم پاهای او بر چمن حالتی بود که می‌گفت این آدم خود آقای گتسبی است، mizan_test_en_fa come out to determine what share was his of our local heavens. که بیرون آمده است ببیند سهم او از آسمان محلی خودمان چقدر است. mizan_test_en_fa Miss Baker had mentioned him at dinner, میس بیکر نامش را سر میز شام برده بود، mizan_test_en_fa and that would do for an introduction. و این خود برای معرفی کافی بود، mizan_test_en_fa But I didn't call to him for he gave a sudden intimation that he was content to be alone ولی او را صدا نکردم، چون ناگهان حرکتی کرد که نشان می‌داد از تنها بودنش کاملا راضی است mizan_test_en_fa he stretched out his arms toward the dark water in a curious way, دست‌هایش را به نحو غریبی به طرف پهنه تاریک آب دراز کرد، mizan_test_en_fa and far as I was from him I could have sworn he was trembling. و هر چند که از او دور بودم می‌توانستم قسم بخورم که می‌لرزید. mizan_test_en_fa This is a valley of ashes a fantastic farm where ashes grow like wheat into ridges and hills , این منطقه دره‌ای از خاکستر است، کشتزار شگفتی که در آن خاکستر بسان گندم ردیف ردیف و پشته پشته می‌روید، mizan_test_en_fa and grotesque gardens where ashes take the forms of houses and chimneys and rising smoke and finally, به شکل باغ‌های غریب و خانه و دودکش و دود در می‌آید و سرانجام با کوششی مافوق تصور، mizan_test_en_fa with a transcendent effort, of men who move dimly and already crumbling through the powdery air. به صورت آدم‌هایی که جنبش مهمی دارند، و در آن هوای پر غبار تدریجا به خاک می‌ریزند. mizan_test_en_fa But above the grey land and the spasms of bleak dust which drift endlessly over it, اما بر فراز این خاکستر زار و توده‌های کدر غباری که پیوسته روی آن شناور است، mizan_test_en_fa you perceive, after a moment, the eyes of Doctor T. J. Eckleburg. انسان پس از لحظه‌ای چشمان دکترتی. جی. اکل برگ را می‌بیند. mizan_test_en_fa Evidently some wild wag of an oculist set them there to fatten his practice in the borough of Queens, ظاهرا چشم پزشکی شوخ طبع روزی چشم‌ها را آنجا نصب کرد تا دخل طبابتش را در فلان برزن کوینز سرشارتر سازد، mizan_test_en_fa and then sank down himself into eternal blindness or forgot them and moved away. و خود یا بعد گرفتار کوری ابدی گردید و یا آن که بار سفر بست و آن‌ها را به فراموشی سپرد. mizan_test_en_fa But his eyes, dimmed a little by many paintless days under sun and rain, اما چشمانش که از گذشت روزهای بدون رنگ بسیار، زیر آفتاب و باران، اندکی تار شده‌اند، mizan_test_en_fa brood on over the solemn dumping ground. همچنان بر پهنه پر ابهت دره خاکستر خیره مانده‌اند. mizan_test_en_fa The valley of ashes is bounded on one side by a small foul river, and when the drawbridge is up to let barges through, این دره از یک طرف به رودخانه کوچک کثیفی محدود می‌شود که هرگاه پل متحرک آن را بالا برده باشند تا دوبه‌ها بگذرند، mizan_test_en_fa the passengers on waiting trains can stare at the dismal scene for as long as half an hour. مسافران قطارهایی که معطل می‌مانند گاه تا نیم ساعت مجبور به تماشای این منظره شوم می‌شوند. mizan_test_en_fa There is always a halt there of at least a minute , و همیشه توقفی اقلا به مدت یک دقیقه وجود دارد؛ mizan_test_en_fa and it was because of this that I first met Tom Buchanan's mistress. به علت همین توقف بود که من برای اولین بار با رفیقه تام بیوکنن آشنا شدم. mizan_test_en_fa The fact that he had one was insisted upon wherever he was known. این که تام رفیقه‌ای داشت نکته‌ای بود که آشنایان او با اصرار تکرار می‌کردند، mizan_test_en_fa His acquaintances resented the fact that he turned up in popular restaurants with her and leaving her at a table, و از این که تام با رفیقه‌اش در رستوران‌های شلوغ ظاهر می‌شد و پس از آن که او را سر میز می‌گذاشت، mizan_test_en_fa sauntered about, chatting with whomsoever he knew. خود گردش کمان سر میزهای دیگر می‌رفت و با هر که می‌شناخت خوش و بش می‌کرد دلخور بودند. mizan_test_en_fa I went up to New York with Tom on the train one afternoon , یک روز بعد از ظهر که همراه تام با قطار به نیویورک می‌رفتم، mizan_test_en_fa and when we stopped by the ashheaps he jumped to his feet, وقتی کنار خاکسترزار توقف کردیم تام برخاست، mizan_test_en_fa and taking hold of my elbow literally forced me from the car. و در حالی که آرنجم را در دست می‌فشرد، عملا مرا به زور از قطار پیاده کرد mizan_test_en_fa I followed him over a low white washed railroad fence, به دنبال تام از روی نرده کوتاه و سفید شده راه آهن گذشتم، mizan_test_en_fa and we walked back a hundred yards along the road under Doctor Eckleburg's persistent stare. و در جهت عکس صد متری در امتداد جاده زیر نگاه مصرانه دکتر اکل برگ راه پیمودیم. mizan_test_en_fa One of the three shops it contained was for rent, یکی از سه مغازه ساختمان را به اجاره می‌دادند؛ mizan_test_en_fa and another was an all night restaurant approached by a trail of ashes; دومی رستوران بیست و چهار ساعته‌ای بود که خطی از خاکستر تا در آن پیش می‌آمد؛ mizan_test_en_fa the third was a garage Repairs GEORGE B. WILSON. سومی گاراژی بود تعمیرات جرج بی. ویلسن. mizan_test_en_fa Her face, above a spotted dress of dark blue crepe de chine, contained no facet or gleam of beauty, صورتش بر فراز لباسی از کرپ دوشین سورمه‌ای خالدار اثری یا بارقه‌ای از جمال نداشت، mizan_test_en_fa but there was an immediately perceptible vitality about her as if the nerves of her body were continually smouldering. ولی شور زندگی چنان در وجود او می‌جوشید که برای آدم تازه وارد بی درنگ محسوس بود؛ انگار عصب‌های تنش مدام در آتش می‌سوختند. mizan_test_en_fa as if he were a ghost shook hands with Tom, looking him flush in the eye. در حالی که صاف در چشمان تام می‌نگریست به او دست داد، mizan_test_en_fa Then she wet her lips and without turning around spoke to her husband in a soft, coarse voice: بعد لب‌هایش را‌تر کرد و بی آن که سرش را برگرداند آهسته با صدایی دورگه به شوهرش گفت: mizan_test_en_fa ;Get some chairs, why don't you, so somebody can sit down.; چرا نمیری یکی دو تا صندلی بیاری تا آدم بتونه بنشینه. mizan_test_en_fa ;Oh, sure,; agreed Wilson hurriedly and went toward the little office, mingling immediately with the cement color of the walls. ویلسن به شتاب حرف زنش را با البته، البته تصدیق کرد و به طرف دفتر کوچک رفت و بلافاصله با رنگ سیمانی دیوارها در هم آمیخت. mizan_test_en_fa A white ashen dust veiled his dark suit and his pale hair as it veiled everything in the vicinity گرد خاکستری رنگی لباس تیره او و موهای بورش را، در حقیقت هر چه را که در آن حوالی بود می‌پوشاند mizan_test_en_fa except his wife, who moved close to Tom. به جز زنش که اکنون به تام نزدیک‌تر ایستاد. mizan_test_en_fa She nodded and moved away from him just as George Wilson emerged with two chairs from his office door. زن سرش را به موافقت حرکت داد و از تام دور شد و در همین حال جرج ویلسن با دو صندلی از اتاق دفتر سر رسید. mizan_test_en_fa So Tom Buchanan and his girl and I went up together to New York or not quite together, و بدین ترتیب من و تام بیوکنن و دلبرش با هم به نیویورک رفتیم و در حقیقت نه کاملا با هم، mizan_test_en_fa for Mrs. Wilson sat discreetly in another car. چون خانم ویلسن از روی احتیاط در یک واگون دیگر سوار شد. mizan_test_en_fa She had changed her dress to a brown figured muslin which stretched tight over her rather wide hips as Tom helped her to the platform in New York. خانم ویلسن تغییر لباس داده و جامه‌ای از ململ قهوه‌ای نقشدار پوشیده بود، وقتی در نیویورک تام به او کمک کرد از قطار پیاده شود کش آمد و به کمر نسبتا پهنش چسبید. mizan_test_en_fa Upstairs, in the solemn echoing drive she let four taxi cabs drive away before she selected a new one, lavender colored with grey upholstery, در طبقه بالای ایستگاه در دالان پر وقار و پر طنین اتومبیل گرد صبر کرد چهار تاکسی بروند تا آن که بالاخره پنجمی را که تاکسی نویی به رنگ یاس آبی با تودوزی خاکستری بود انتخاب کرد، mizan_test_en_fa and in this we slid out from the mass of the station into the glowing sunshine. و در همین اتومبیل بود که از بنای عظیم ایستگاه به روشنی تابنده آفتای لغزیدیم. mizan_test_en_fa The airedale undoubtedly there was an airedale concerned in it somewhere though its feet were startlingly white توله اره دیل اگرچه دست و پای حیوان به نحو حیرت آوری سفید بود، اما یک اره دیل واقعی بدون شک یک جای قضیه سهمی داشت، mizan_test_en_fa changed hands and settled down into Mrs. Wilson's lap, where she fondled the weather proof coat with rapture. دست به دست گشت و در دامن خانم ویلسن آشیانه گرفت و در آن‌ها دست بانو شادمانه پوست ضد سرما را نوازش کرد. mizan_test_en_fa Throwing a regal homecoming glance around the neighborhood, Mrs. Wilson gathered up, خانم ویلسن نگاه شاهانه آدمی را که از سفر بر می‌گردد به در و دیوار خیابان انداخت، mizan_test_en_fa her dog and her other purchases and went haughtily in. سگش و دیگر خریدهایش را برداشت و با تبختر وارد بنا گردید. mizan_test_en_fa The only picture was an over enlarged photograph, apparently a hen sitting on a blurred rock. تنها تصویر اتاق عکسی بود که بیش از اندازه بزرگ شده بود، و به ظاهر مرغی بود که بر فراز تخته سنگ محوی نشسته بود، ولی mizan_test_en_fa Looked at from a distance however the hen resolved itself into a bonnet and the countenance of a stout old lady beamed down into the room. از دور مرغ به صورت سربندی درمی آمد و از زیر آن قیافه پروقار بانوی مسنی به روی اتاق لبخند می‌زد. mizan_test_en_fa Several old copies of ;Town Tattle ;lay on the table together with a copy of ;Simon Called Peter; چند شماره قدیمی تاون تتل و یک نسخه از کتابی به نام شمعون معروف به پطرس و چند مجله شایعات، mizan_test_en_fa and some of the small scandal magazines of Broadway. و غیبت درباره زندگی هنرپیشگان تئاترهای برادوی روی میز افتاده بود. mizan_test_en_fa A reluctant elevator boy went for a box full of straw and some milk to which he added on his own initiative a tin of large hard dog biscuits پسر بچه مأمور آسانسور را به زور دنبال یک جعبه کاه و مقداری شیر فرستادند و او به ابتکار خودش یک قوطی از بیسکویت‌های بزرگ و سخت مخصوص سگ‌ها را نیز اضافه بر آن دو تهیه کرد mizan_test_en_fa one of which decomposed apathetically in the saucer of milk all afternoon. و یکی از همین بیسکویت‌ها تمام بعد از ظهر به نحو رقت باری توی نلبکی پر از شیر، وارفته و دست نخورده، باقی ماند. mizan_test_en_fa I have been drunk just twice in my life and the second time was that afternoon so everything, من در عمرم فقط دوبار مست کرده‌ام و بار دون همان روز بود؛ بنابراین هر چه روی داد mizan_test_en_fa that happened has a dim hazy cast over it although until after eight o'clock the apartment was full of cheerful sun. با وجود آن که آپارتمان تا مدتی بعد از ساعت هشت بعد از ظهر هم پر از آفتاب نشاط انگیز بود برای من در هاله‌ای از غبار و تاریکی فرو رفته است. mizan_test_en_fa Sitting on Tom's lap Mrs. Wilson called up several people on the telephone; خانم ویلسن همان جور که روی زانوی تام نشسته بود به چند نفر تلفن زد؛ mizan_test_en_fa then there were no cigarettes and I went out to buy some at the drug store on the corner. بعد سیگار تمام شد و من رفتم از فروشگاه سر خیابان سیگار بخرم. mizan_test_en_fa When I came back they had disappeared so I sat down discreetly in the living room and read a chapter of ;Simon Called Peter; وقتی برگشتم آن دو ناپدید شده بودند و من هم آرام در گوشه اتاق نشیمن نشستم و یک فصل از ماجرای شمعون معروف به پطرس را خواندم mizan_test_en_fa either it was terrible stuff or the whiskey distorted things because it didn't make any sense to me. یا چیز مزخرفی بود یا آن که ویسکی کلمه‌ها و جمله‌ها را کج و معوج می‌ساخت، چون چیزی از ان نفهمیدم. mizan_test_en_fa Just as Tom and Myrtle after the first drink Mrs. Wilson and I called each other by our first names reappeared, درست وقتی تام و مرتل بعد از ویسکی اول، من و خانم ویلسن همدیگر را به اسم کوچک صدا می‌کردیم دوباره پیدایشان شد، mizan_test_en_fa company commenced to arrive at the apartment door. مهمانان نیز یکی یکی سر رسیدند. mizan_test_en_fa Her eyebrows had been plucked and then drawn on again at a more rakish angle , ابروهایش را برداشته بود و با قلم، کج‌تر از پیش، دوباره کشیده بود mizan_test_en_fa but the efforts of nature toward the restoration of the old alignment gave a blurred air to her face. ولی کوشش طبیعت برای ترمیم خط کشی سابق باعث شده بود که چهره‌اش حالت محوی پیدا کند. mizan_test_en_fa She came in with such a proprietary haste and looked around so possessively at the furniture that I wondered if she lived here. چنان به سرعت، مثل صاحبخانه‌ای تو آمد و چنان با احساس مالکیت به مبل‌ها و صندلی‌ها نگریست که در دل گفتم لابد در این خانه زندگی می‌کند. mizan_test_en_fa But when I asked her she laughed immoderately, ولی وقتی از او پرسیدم فورا بی ملاحظه خندید، mizan_test_en_fa repeated my question aloud and told me she lived with a girl friend at a hotel. پرسش مرا به صدای بلندی تکرار کرد و گفت با زن دیگری که از دوستان اوست در هتلی زندگی می‌کنند. mizan_test_en_fa He informed me that he was in the ;artistic game; به من گفت فعالیت هنری دارد، mizan_test_en_fa and I gathered later that he was a photographer and had made the dim enlargement of Mrs. Wilson's mother which hovered like an ectoplasm on the wall. و بعدا فهمیدم کارش عکاسی است و عکس محو مادر خانم ویلسن را هم که مثل یک روح نیمه مرئی بالای دیوار معلق بود او بزرگ کرده است. mizan_test_en_fa Her laughter, her gestures, her assertions became more violently affected moment by moment and as she expanded the room grew smaller around her, خنده‌اش، حرکاتش و اظهاراتش لحظه به لحظه، به شدت تصنعی می‌شود و هر چه او منبسط‌تر می‌گشت اتاق کوچک‌تر می‌شد، mizan_test_en_fa until she seemed to be revolving on a noisy, creaking pivot through the smoky air. تا آن که سرانجام فقط خود او بود که گرد محور غژغژ کننده پر سر و صدایی در هوای دود آلود می‌چرخید. mizan_test_en_fa We all looked in silence at Mrs. Wilson who removed a strand of hair from over her eyes, ما همه به خانم ویلسن خیره شدیم، و او چند تار مویی را که روی چشمانش افتاده بود پس زد، mizan_test_en_fa and looked back at us with a brilliant smile. و با تبسم تابناکی جواب نگاه ما را داد. mizan_test_en_fa Mr. McKee regarded her intently with his head on one side and then moved his hand back and forth slowly in front of his face. آقای مکی در حالی که سرش را کج گرفته بود خانم ویلسن را به دقت برانداز کرد، بعد دستش را آهسته جلو صورتش عقب و جلو بود. mizan_test_en_fa ; and we all looked at the subject again whereupon Tom Buchanan yawned audibly and got to his feet. و ما همه دوباره به مدل نگریستیم و در همین لحظه تام به صدای بلندی خمیازه کشید و برخاست. mizan_test_en_fa ;You McKees have something to drink,; he said. گفت: شما مکی‌ها یه مشروبی چیزی بخورین. mizan_test_en_fa Then she flounced over to the dog, kissed it with ecstasy and swept into the kitchen, بعد به طرف سگش پرید، آن را با شعف بوسید و به حالتی قدم به درون آشپزخانه نهاد، mizan_test_en_fa implying that a dozen chefs awaited her orders there. که انگار ده آشپز ماهر در انتظار دستورات او ایستاده بودند. mizan_test_en_fa I wanted to get out and walk eastward toward the park through the soft twilight, من میل داشتم بیرون بروم و در آن نیمه روشنی چشمنواز راه پارک را رو به مشرق در پیش بگیرم، mizan_test_en_fa but each time I tried to go I became entangled in some wild strident argument which pulled me back, as if with ropes, into my chair. ولی هر بار که قصد رفتن می‌کردم گرفتار بحث و گوشخراشی می‌شدم که مرا انگار با طناب به صندلیم می‌کشید. mizan_test_en_fa Yet high over the city our line of yellow windows must have contributed their share of human secrecy to the casual watcher in the darkening streets, با وجود این، خط روشن دریچه‌های ما بر فراز شهر، در آن ارتفاع، یقینا برای بیننده‌ای که در آن حال از خیابان‌های نیمه تاریک می‌گذشت، به سهم خود جلوه‌ای از رازپوشی انسانی بود. mizan_test_en_fa A massage and a wave and a collar for the dog and one of those cute little ash trays where you touch a spring, ماساژ و فر مو و قلاده واسه سگ و یکی ازون زیرسیگاری کوچولو بامزه‌ها که آدم یه فنری رو فشار می‌ده، mizan_test_en_fa and a wreath with a black silk bow for mother's grave that'll last all summer. و یک حلقه گل با روبان سیاه واسه سر قبر مادرم که همه تابستون بمونه. mizan_test_en_fa People disappeared, reappeared, made plans to go somewhere, and then lost each other, اشخاص ناپدید و بعد دوباره پدیدار می‌شدند، نقشه می‌کشیدند جایی بروند، یکدیگر را گم می‌کردند. mizan_test_en_fa searched for each other, found each other a few feet away. دنبال هم می‌گشتند، و یکدیگر را یکی دو متر آن طرف‌تر پیدا می‌کردند. mizan_test_en_fa When he had gone half way he turned around and stared at the scene وقتی به نیمه راه رسیده بود برگشت و به تماشای منظره اتاق پرداخت mizan_test_en_fa Then I was lying half asleep in the cold lower level of the Pennsylvania Station, و بعد نیمه خواب، در طبقه پایین و سرد ایستگاه پن سیلوی نیا دراز کشیده بودم، mizan_test_en_fa staring at the morning ;Tribune; and waiting for the four o'clock train. به تریبیون صبح خیره می‌نگریستم و در انتظار قطار ساعت چهار بودم. mizan_test_en_fa On week ends his Rolls Royce became an omnibus, bearing parties to and from the city, between nine in the morning and long past midnight, تعطیل آخر هفته، رولز رویسش اتوبوسی می‌شد که مهمانان را از نه صبح تا مدت‌ها پس از نیمه شب از شهر و به شهر حمل می‌کرد، mizan_test_en_fa while his station wagon scampered like a brisk yellow bug to meet all trains. و استیشن او مثل سوسک چابک زردرنگی به استقبال همه قطارها می‌رفت. mizan_test_en_fa ; But I can still read the grey names and they will give you a better impression than my generalities of those who accepted Gatsby's hospitality , اما هنوز نام‌های رنگ پریده را می‌توانم بخوانم و این‌ها بهتر از کلی گویی من می‌توانند تصویری از کسانی که مهمان نوازی گتسبی را می‌پذیرفتند، mizan_test_en_fa and paid him the subtle tribute of knowing nothing whatever about him. و بدین ترتیب خراجی پنهان به صورت بی اطلاعی مطلق از چند و چون احوال او به وی می‌پرداختند به شما بدهند. mizan_test_en_fa From East Egg, then, came the Chester Beckers and the Leeches and a man named Bunsen whom I knew at Yale, از ایست اگ، بنابراین، چس‌تر بکرها می‌آمدند ولیچ‌ها و آدمی به اسم بنسن که او را از دانشگاه می‌شناختم، mizan_test_en_fa and Doctor Webster Civet who was drowned last summer up in Maine. و دکتر وبستر سیوت که تابستان پیش در مین غرق شد. mizan_test_en_fa And the Hornbeams and the Willie Voltaires and a whole clan named Blackbuck who , و هورن بیم‌ها و ویلی ولترها و تمام افراد خانواده‌ای که بلاک بک نام داشتند، mizan_test_en_fa always gathered in a corner and flipped up their noses like goats at whosoever came near. و همیشه در یک گوشه جمع می‌شدند و هر کس نزدیکشان می‌شد مثل بز دماغشان را برایش بالا می‌گرفتند. mizan_test_en_fa And the Ismays and the Chrysties or rather Hubert Auerbach and Mr. Chrystie's wife , و ایسمی‌ها و کریستی‌ها بهتر است بگویم هیوبرت آورباخ و خانم آقای کریستی، mizan_test_en_fa and Edgar Beaver, whose hair they say turned cotton white one winter afternoon for no good reason at all. و ادگار بیور که شایع است موی سرش یک بعد از ظهر زمستان بی هیچ دلیل یکباره سفید شد. mizan_test_en_fa From farther out on the Island came the Cheadles and the O. R. P. از جاهای دورتر لانگ آیلند چیدل‌ها می‌آمدند و او. آر. پی. mizan_test_en_fa Schraeders and the Stonewall Jackson Abrams of Georgia and the Fishguards and the Ripley Snells. شردرها و استون وال جکسن ای به رام‌های جرجیا، و فیش گاردها و ریپلی سنل‌ها. mizan_test_en_fa From West Egg came the Poles and the Mulreadys and Cecil Roebuck and Cecil Schoen and Gulick the state senator and Newton Orchid, از وست اگ پل‌ها می‌آمدند و مل ردی‌ها و سسیل روبک و سسیل شن و گولیک سناتور ایالت و نیوتن ارکید، mizan_test_en_fa who controlled Films Par Excellence and Eckhaust and Clyde Cohen and Don S. که صاحب اختیار شرکت فیلمز پراکسلانس بود، و اک‌هاست و کلایدکوهن و دان اس. mizan_test_en_fa Schwartze the son and Arthur McCarty, all connected with the movies in one way or another. شوارتس پسر و آرثر مکارتی که همه به نحوی دست در کار فیلم و سینما بودند. mizan_test_en_fa Da Fontano the promoter came there, and Ed Legros and James B. دا فونتانو که کارش راه انداختن پول بود، آنجا می‌آمد و ادلگرو و جیمز بی. mizan_test_en_fa ;Rot Gut; Ferret and the De Jongs and Ernest Lilly they came to gamble, فرت معروف به بی باندرول و دی یانگ‌ها و ارنست لیلی که برای قمار می‌آمدند، mizan_test_en_fa and when Ferret wandered into the garden it meant he was cleaned out and Associated Traction would have to fluctuate profitably next day. و زمانی که فرت از ساختمان به باغ می‌آمد نشانه آن بود که موجودیش را پاک باخته است و شرکت اسوشیتد ترکشن لازم است روز بعد نوسان‌های پر سودی بکند. mizan_test_en_fa A man named Klipspringer was there so often and so long that he became known as ;the boarder; مردی که اسمش کلیپ سپرینگر بود چنان مرتب می‌آمد و آنقدر زیاد می‌ماند که به پانسیونر معروف شده بود mizan_test_en_fa I doubt if he had any other home. من مشکوکم از این که خانه دیگری داشتو، mizan_test_en_fa Of theatrical people there were Gus Waize and Horace O'Donavan and Lester Meyer and George Duckweed and Francis Bull. از آدم‌هایی که در کار تئاتر بودند و می‌آمدند گس ویز بود و هارس دانه ون و لستر مایر و جرج دک وید و فرانسیس بول. mizan_test_en_fa Also from New York were the Chromes and the Backhyssons and the Dennickers and Russel Betty and the Corrigans and the Kellehers and the Dewars and the Scullys and S. W. و نیز از ساکنان نیویورک، کروم‌ها بودند و بکسین‌ها و دنیکرها و راسل بتی و کوریگن‌ها و کله هرها و دیوئرها و اسکالی‌ها و اس. دابلیو. mizan_test_en_fa Belcher and the Smirkes and the young Quinns, divorced now, and Henry L. به لچر و اسمرک‌ها و کوین‌های جوان، که حالا از هم جدا شده‌اند، و هنری ال. mizan_test_en_fa Palmetto who killed himself by jumping in front of a subway train in Times Square. پالمتو که در تایمز اسکوئر خودش را جلو قطار زیرزمینی انداخت. mizan_test_en_fa Benny McClenahan arrived always with four girls. بنی مکله نهان همیشه با چهار زن می‌آمد، mizan_test_en_fa They were never quite the same ones in physical person, که اگرچه هیچ وقت عینا همان زن‌های قبلی نبودند، mizan_test_en_fa but they were so identical one with another that it inevitably seemed they had been there before. اما به اندازه‌ای به هم شباهت داشتند که به ناچار آدم فکر می‌کرد آن‌ها را قبلا آنجا دیده است. mizan_test_en_fa I have forgotten their names Jaqueline, اسم‌هایشان را فراموش کرده‌ام mizan_test_en_fa I think, or else Consuela or Gloria or Judy or June, and their last names were either the melodious names of flowers and months, فکر می‌کنم ژاکلین یا این که کانسوئلا یا گلوریا، یا جودی، یا جون و اسم خانوادگی‌شان هم یا نام‌های خوش آهنگ گل‌ها و ماه‌ها بود، mizan_test_en_fa or the sterner ones of the great American capitalists whose cousins, if pressed, they would confess themselves to be. یا اسم‌های زمخت‌تر سرمایه داران بزرگ آمریکایی، که وقتی به ایشان اصرار می‌شد اعتراف می‌کردند دختر عموی آنانند. mizan_test_en_fa In addition to all these I can remember that Faustina O'Brien came there at least once and the Baedeker girls and young Brewer who had his nose shot off in the war, علاوه بر این‌ها، یادم می‌آید که فاستینا اوبراین اقلا یک بار آنجا آمد، و دخترهای بدکر و بروئر جوان که دماغش در جنگ دم گلوله رفته بود، mizan_test_en_fa and Mr. Albrucksburger and Miss Haag, his fianc'e, and Ardita Fitz Peters, and Mr. P. و آقای آلبروکس برگر و دوشیزه هاگ نامزدش و آردیتافیتس پیترز و آقای پی. mizan_test_en_fa Jewett, once head of the American Legion, and Miss Claudia Hip with a man reputed to be her chauffeur, جیوویت که سابقا رئیس لژیون آمریکا بود و دوشیزه کلود یا هیپ همراه مردی که شهرت داشت راننده اوست، mizan_test_en_fa and a prince of something whom we called Duke and whose name, if I ever knew it, I have forgotten. و پرنس یک جایی که دوک خطابش می‌کردند و اسمش را اگر هم روزی بلد بودم فراموش کرده‌ام. mizan_test_en_fa But, sir, when I said so to myself on rising this morning, اما، آقا، امروز صبح که از رختخواب برخاستم همین را به خودم گفتم؛ mizan_test_en_fa and when I looked round the room to gather courage and comfort from the cheerful aspect of each familiar object in full daylight, به اطراف خود در اطاق نگاه کردم تا با دیدن حالت عادی و خوشحال کننده هر یک از چیزهای آشنا در روشنایی کامل روز جرأت پیدا کنم و خاطرم آسوده بشود mizan_test_en_fa there on the carpet I saw what gave the distinct lie to my hypothesis, اما آنجا روی فرش چیزی را دیدم که اساسا فرض مرا بر هم ریخت: mizan_test_en_fa She seemed the emblem of my past life; به نظرم می‌آمد که او تجسم زندگی گذشته‌ام، mizan_test_en_fa and here I was now to array myself to meet, the dread, but adored, type of my unknown future day. و آن مرد، که حالا خود را آماده می‌کردم تا با او رو به رو بشوم تجسم ملال انگیز و در عین حال دوست داشتنی ایام ناشناخته زندگی آینده‌ام است. mizan_test_en_fa she was very long indeed in accomplishing her task; so long that Mr. Rochester, grown, I suppose, کار خود را در حقیقت خیلی طول می‌داد، آنقدر آن را طول داد که آقای راچستر، فکر می‌کنم، mizan_test_en_fa impatient of my delay, sent up to ask why I did not come. از تأخیر من حوصله‌اش سر رفت و یک نفر را فرستاد تا بپرسد چرا نمی‌آیم. mizan_test_en_fa She was just fastening my veil the plain square of blond after all to my hair with a brooch; به محض این که سوفی روسریم را که نوعی توری ابریشمی‌چهارگوش مربع شکل بود با سنجاق سر به موهایم بست، mizan_test_en_fa I hurried from under her hands as soon as I could. سعی کردم تا آنجا که می‌توانم با عجله خود را از زیر دست او بیرون بیاورم. mizan_test_en_fa I wonder what other bridegroom ever looked as he did so bent up to a purpose, so grimly resolute: از خودم پرسیدم: چه داماد دیگری تا کنون اینطور بوده که برای تأمین منظور خود اینقدر ساعی و اینقدر سخت مصمم باشد، mizan_test_en_fa or who, under such steadfast brows, ever revealed such flaming and flashing eyes. یا چه دامادی می‌توان سراغ گرفت که چنین پیشانی پر صلابت و چنین چشمان خشمگین و فروزانی داشته باشد؟ mizan_test_en_fa now I can recall the picture of the grey old house of God rising calm before me, of a rook wheeling round the steeple, of a ruddy morning sky beyond. حالا می‌توانم تصویر آن خانه قدیمی‌خاکستری رنگ خداوند را که به آرامی در برابرم سر برافراشته بود به یاد بیاورم: کلاغ سیاهی در پیرامون برج آن می‌چرخید. mizan_test_en_fa I have not forgotten, either, two figures of strangers straying amongst the low hillocks, هنوز آن دو شخص غریبه را فراموش نکرده‌ام که میان خاکریزهای کوتاه پرسه می‌زدند، mizan_test_en_fa and reading the mementoes graven on the few mossy head stones. و نوشته‌های چند سنگ قبر را که از خزه پوشیده شده بود می‌خواندند. mizan_test_en_fa My conjecture had been correct: the strangers had slipped in before us, حدس من صحیح بود چون آن دو غریبه به آهستگی وارد شده، mizan_test_en_fa and they now stood by the vault of the Rochesters, their backs towards us, و در این موقع کنار مقبره خانوادگی راچستر ایستاده بودند پشت آنها به ما بود. mizan_test_en_fa where a kneeling angel guarded the remains of Damer de Rochester, در اینجا فرشته‌ای زانو زده از بقایای جسد دیمر دو راچستر، mizan_test_en_fa slain at Marston Moor in the time of the civil wars, and of Elizabeth, his wife. مقتول در خلنگزار مارستن به هنگام جنگ‌های داخلی، و همینطور جسد همسرش الیزابت، نگهبانی می‌کرد. mizan_test_en_fa I require and charge you both as ye will answer at the dreadful day of judgment, when the secrets of all hearts shall be disclosed , از آنجا که در روز هول انگیز قیامت که اسرار باطن همه آشکار می‌شود در برابر خداوند مسؤل خواهید بود از شما دو نفر می‌خواهم و توصیه می‌کنم، mizan_test_en_fa that if either of you know any impediment why ye may not lawfully be joined together in matrimony, که اگر یکی از شما می‌داند مانعی بر سر راه ازدواجتان قرار دارد و به آن علت نمی‌توانید به عقد ازدواج یکدیگر درآیید، mizan_test_en_fa ye do now confess it; for be ye well assured that so many as are coupled together otherwise than God's Word doth allow, آن را هم اکنون اعتراف کنید چون این یک اصل مسلم است نه هرگاه زن و مردی از طریقی غیر از آنچه کلام خداوند مجاز می‌شمارد پیوند زناشویی ببندند، mizan_test_en_fa are not joined together by God, neither is their matrimony lawful. خداوند آن دو را به هم پیوند نداده و ازدواجشان قانونی نخواهد بود. mizan_test_en_fa his hand was already stretched towards Mr. Rochester, as his lips unclosed to ask, در این موقع دستش را به طرف آقای راچستر پیش برده و دهان خود را باز کرده بود تا از او بپرسد: mizan_test_en_fa Wilt thou have this woman for thy wedded wife? آیا این زن را به همسری خود قبول داری؟ mizan_test_en_fa My nerves vibrated to those low spoken words as they had never vibrated to thunder از شنیدن آن کلمات آهسته چنان لرزشی به من دست داد که صدای رعد هرگز مرا بدانگونه نلرزانده بود، mizan_test_en_fa my blood felt their subtle violence as it had never felt frost or fire; چنان یکه‌ای خوردم که هیچگاه از وقوع یک حریق ناگهانی دچار چنان حالتی نشده بودم. mizan_test_en_fa A. D. a date of fifteen years back , Edward Fairfax Rochester, of Thornfield Hall, in the county of , and of Ferndean Manor, in shire, England, میلادی تاریخ مربوط به پانزده سال قبل از وقوع این ماجرا آقای ادوارد فرفاکس راچستر ساکن خانه ثورنفیلد و خانه اربابی فرن دین واقع در …. شر، انگلستان mizan_test_en_fa He was married to my sister, Bertha Antoinetta Mason, daughter of Jonas Mason, merchant, and of Antoinetta his wife, با خواهرم برتا آنتونیه تامیسن ازدواج کرد.. دختر جوناس میسن تاجر و آنتونیه تا، از بومیان مستعمرات، است. mizan_test_en_fa a Creole, at church, Spanish Town, Jamaica. عقد در کلیسای …. واقع در اسپنیش تاون، انجام گرفت، mizan_test_en_fa it had now a tawny, nay, a bloody light in its gloom; and his face flushed olive cheek and hueless forehead received a glow as from spreading, ascending heart fire: در این موقع در زمینه تیره‌اش رنگ قهوه‌ای روشن یا بهتر بگویم زیتونی و پیشانی رنگ پریده‌اش روشنایی کم رنگی به خود گرفتند مثل این بود که شعله‌ای در کانون وجودش رو به افزایش است. mizan_test_en_fa Bertha Mason by name; sister of this resolute personage, who is now, اسمش برتا میسن و خواهر این شخص شخیص است، mizan_test_en_fa with his quivering limbs and white cheeks, showing you what a stout heart men may bear. که بدن لرزان و صورت رنگ پریده‌اش به شما نشان می‌دهد که انسان گاهی چقدر پر دل و جرأت می‌شود! mizan_test_en_fa never dreamt she was going to be entrapped into a feigned union with a defrauded wretch, هرگز به خواب هم نمی‌دید که قرارست در دام یک ازدواج تقلبی بیفتد و همسر شخص بخت برگشته گول خورده‌ای بشود، mizan_test_en_fa already bound to a bad, mad, and embruted partner! که قبلا پابند زوجه بد دیوانه و حیوان صفتی شده! mizan_test_en_fa He passed on and ascended the stairs, still holding my the low, در حالی که دست مرا همچنان محکم گرفته بود و به آن آقایان اشاره می‌کرد که دنبال او بیایند به راه خود ادامه داد و از پله‌ها بالا رفت. mizan_test_en_fa black door, opened by Mr. Rochester's master key, admitted us to the tapestried room, with its great bed and its pictorial cabinet. آن در کوتاه سیاه با کلید ارباب باز شد و ما به داخل اطاق رفتیم در این اطاق که دارای پرده‌های منقوش بود یک تختخواب بزرگ و یک خلوتخانه با سر در مصور دیده می‌شد. mizan_test_en_fa then judge me, priest of the gospel and man of the law, بعد، توی کشیش انجیل خوان و توی مرد قانون، خودتان قضاوت کنید، mizan_test_en_fa and remember with what judgment ye judge ye shall be judged! و به خاطر داشته باشید که با آنچه داوری کنید با همان داوری کرده خواهید شد! mizan_test_en_fa When your uncle received your letter intimating the contemplated union between yourself and Mr. Rochester, Mr. Mason, وقتی عمویتان نامه شما درباره قصد ازدواجتان با آقای راچستر به دستش رسیده بود تصادفا به آقای میسن برخورد. mizan_test_en_fa who was staying at Madeira to recruit his health, on his way back to Jamaica, happened to be with him. آقای میسن در سر راه خود به جامائیکا برای گذراندن دوره نقاهت جراحات خود در مادیرا توقف کرده بود. mizan_test_en_fa Were I not morally certain that your uncle will be dead ere you reach Madeira, I would advise you to accompany Mr. Mason back; اگر واقعا مطمئن نبودم که عمویتان قبل از رسیدن شما به مادیرا فوت خواهد کرد به شما توصیه می‌کردم وقتی آقای میسن به آنجا برمی‌گردد شما هم با او بروید، mizan_test_en_fa some stern, short questions put by Mr. Rochester; answers, آقای راچستر با لحن خشکی چند سؤال کرده پرسیده بود، mizan_test_en_fa explanations given, evidence adduced; an open admission of the truth had been uttered by my master; جواب آن سؤال‌ها، توضیحات، مدرک ارائه شده، اعتراف آشکار کارفرمای من به حقیقت امر؛ mizan_test_en_fa then the living proof had been seen; the intruders were gone, and all was over. بعد رویت مدرک زنده، رفتن مهمانان ناخوانده و سرانجام، ختم قضیه. mizan_test_en_fa the woods, which twelve hours since waved leafy and flagrant as groves between the tropics, now spread, waste, wild, درختستانهایی که دوازده ساعت قبل پر شاخ و برگ و معطر بودند حالا به صورت گسترده‌ای بدون گیاه، خشک و سفید در آمده بودند؛ mizan_test_en_fa and white as pine forests in wintry Norway. مثل جنگل‌های کاج نروژ در زمستان، بودند. mizan_test_en_fa I looked at my love: عشق خود را در مد نظر آوردم: mizan_test_en_fa that feeling which was my master's این عشق، احساسی بود که نسبت به کارفرمای خود داشتم. mizan_test_en_fa which he had created; it shivered in my heart, آن را او در من پدید آورده بود؛ در قلبم می‌لرزید. mizan_test_en_fa It was near: and as I had lifted no petition to Heaven to avert it سیل در رسید، و چون برای رفع آن نه تضرعی کرده بودم، mizan_test_en_fa as I had neither joined my hands, nor bent my knees, nor moved my lips it came: نه دست‌هایم را به حالت دعا برهم نهاده، نه زانو و نه لب‌های خود را حرکت داده بودم به من رسید؛ mizan_test_en_fa that I have wakened out of most glorious dreams, این که بعد از بیدار شدن از یک رویای بسیار پرشکوه mizan_test_en_fa and found them all void and vain, is a horror I could bear and master; متوجه پوچ بودن و غیر واقعی بودن آن شده‌ام وحشتی است که می‌توانم تحمل کنم و بر آن مسلط شوم؛ mizan_test_en_fa Conscience, turned tyrant, held Passion by the throat, told her tauntingly, وجدان با بیرحمی گلوی عشق را در چنگال خود گرفته می‌فشرد و سرزنش کنان به آن می‌گفت، mizan_test_en_fa she had yet but dipped her dainty foot in the slough, که حالا مجبورست پاهای لطیف و زیبایش را در باتلاق بگذارد mizan_test_en_fa and swore that with that arm of iron he would thrust her down to unsounded depths of agony. و تهدید می‌کرد که با بازوی آهنین خود آن را در ژرفای بی انتهای درد و رنج فرو خواهد افکند. mizan_test_en_fa with a strange pang, I now reflected that, long as I had been shut up here, حالا با احساس اندوه عجیبی متوجه شدم که در طول این همه ساعت که در اطاق را به روی خود بسته بودم mizan_test_en_fa no message had been sent to ask how I was, هیچ پیامی‌برایم فرستاده نشده بود تا از حالم بپرسند، mizan_test_en_fa or to invite me to come down: یا از من بخواهند به طبقه پایین بروم: mizan_test_en_fa Friends always forget those whom fortune forsakes, همچنان که چفت در را باز می‌کردم و از اطاق بیرون می‌رفتم زیر لب با خود می‌گفتم: mizan_test_en_fa I murmured, as I undrew the bolt and passed out. وقتی بخت از آدم برگردد دوستان هم، آدم را فراموش می‌کنند. mizan_test_en_fa yet not one movement have I heard, nor one sob: از اطاقت هیچ صدایی شنیده نمی‌شد، mizan_test_en_fa five minutes more of that death like hush, اگر تا پنج دقیقه دیگر این سکوت مرگ ادامه پیدا می‌کرد و از تو خبری نمی‌شد mizan_test_en_fa and I should have forced the lock like a burglar. مثل یک دزد قفل را به زور باز می‌کردم و وارد اطاق می‌شدم. mizan_test_en_fa I was prepared for the hot rain of tears; خودم را برای دیدن سیل اشگ آماده کرده بودم mizan_test_en_fa only I wanted them to be shed on my breast: فقط با این تفاوت که انتظار داشتم قطرات گرم اشگهایت روی سینه‌ام بریزند، mizan_test_en_fa now a senseless floor has received them, or your drenched handkerchief. و حالا روی زمین بی احساس یا روی دستمال خیست می‌ریزند. mizan_test_en_fa If the man who had but one little ewe lamb that was dear to him as a daughter اگر مردی بره کوچکی داشته باشد که برایش مثل دخترش عزیزست، mizan_test_en_fa , that ate of his bread and drank of his cup, از نان او می‌خورد، از نوشیدنیش می‌نوشد، mizan_test_en_fa and lay in his bosom, had by some mistake slaughtered it at the shambles, و در دامن او می‌خوابد از روی سهو آن را در کشتارگاه ذبح کند mizan_test_en_fa he would not have rued his bloody blunder more than I now rue mine. پشیمانی و افسوسش بیشتر از پشیمانی و افسوس من در این موقع نیست. mizan_test_en_fa There was such deep remorse in his eye, در چشمانش چنان حالت پشیمانی عمیق، mizan_test_en_fa such true pity in his tone, such manly energy in his manner; در لحن کلامش چنان افسوس راستین و در رفتارش چنان توان مردانه mizan_test_en_fa and besides, there was such unchanged love in his whole look and mien I forgave him all: و علاوه بر این‌ها، در نگاه و سیمای او عشق استوارش به من با چنان صراحتی به چشم می‌خورد که او را کاملا بخشیدم، mizan_test_en_fa You know I am a scoundrel, Jane? من آدم پستی هستم، می‌دانی، جین؟ mizan_test_en_fa ere long he inquired wistfully wondering, I suppose, at my continued silence and tameness, the result rather of weakness than of will. کمی‌بعد، چون به گمانم از ادامه سکوت و حالت رام بودن من که بیشتر در اثر ضعف بود تا اراده متعجب شده بود، با دقت و اشتیاق گفت، mizan_test_en_fa If I could go out of life now, without too sharp a pang, it would be well for me, I thought; در دل خود گفتم: اگر الان می‌توانستم، بدون تحمل درد شدید، خود را از زندگی خلاص کنم خیلی برایم خوب می‌شد، mizan_test_en_fa then I should not have to make the effort of cracking my heart strings in rending them from among Mr. Rochester's. چون در آن صورت دیگر مجبور نبودم سعی کنم رشته‌های پیوند قلبم با قلب آقای راچستر را پاره کنم. mizan_test_en_fa if ever I say a friendly word to you, اگر هم کلمه دوستانه‌ای به تو بگویم، mizan_test_en_fa if ever a friendly feeling inclines you again to me, you will say, اگر گاهی به تو ابراز محبت کنم خواهی گفت: mizan_test_en_fa That man had nearly made me his mistress: این همان مردی است که نزدیک بود مرا معشوقه خود کند؛ mizan_test_en_fa accursed place this tent of Achan this insolent vault, در این دخمه خفت آور mizan_test_en_fa offering the ghastliness of living death to the light of the open sky که روح مرده زنده نمایی را در معرض روشنایی افق باز آسمان قرار داده، mizan_test_en_fa this narrow stone hell, with its one real fiend, در این سیاهچال با آن روح پلید واقعیش، mizan_test_en_fa worse than a legion of such as we imagine. روح بدتر از هزاران روح پلیدی که بتوان تصور کرد، mizan_test_en_fa merely because I feared Adele never would have a governess to stay if she knew with what inmate she was housed, صرفا به این دلیل که می‌ترسیدم اگر معلمه آدل بداند با چه کسی همخانه شده هرگز در اینجا نخواهد ماند و آدل بی معلم خواهد شد؛ mizan_test_en_fa where I could have lodged her safely enough, had not a scruple about the unhealthiness of the situation, اگر بیم نامساعد بودن محل را نداشتم در آنجا می‌توانستم، mizan_test_en_fa in the heart of a wood, made my conscience recoil from the arrangement. او را در قلب جنگل که ایمنی کافی دارد جا بدهم و خیالم را از بابت مراقبت دائمی او آسوده کنم. mizan_test_en_fa Concealing the mad woman's neighbourhood from you, however, با این حال، پنهان داشتم همسایگی آن زن دیوانه از تو mizan_test_en_fa was something like covering a child with a cloak and laying it down near a upas tree: مثل این بود که بچه‌ای را زیر درخت اوپاس بخوابانند و مثلا ردایی رویش بیندازند؛ mizan_test_en_fa if you flew at me as wildly as that woman did this morning, هر وقت با همان حالت وحشیانه‌ای که او امروز صبح به من پرید به من حمله کنی mizan_test_en_fa I should receive you in an embrace, at least as fond as it would be restrictive. با روش محبت آمیزی، که دست بازدارنده باشد، تو را در آغوش خواهم گرفت؛ mizan_test_en_fa and I could hang over you with untiring tenderness, و می‌توانم با محبت خستگی ناپذیری همیشه بالای سرت باشم mizan_test_en_fa though you gave me no smile in return; ولو آن که تو در عوض حتی یک لبخند به روی من نزنی. mizan_test_en_fa it required a degree of courage, excited as he was becoming, کمی‌جرأت لازم بود چون داشت به هیجان می‌آمد mizan_test_en_fa even to risk that mute sign of dissent. حتی با همان سر تکان دادن و ساکت ماندن هم که علامت مخالفتم بود خود را در مخاطره قرار می‌دادم. mizan_test_en_fa He had been walking fast about the room, and he stopped, بعد از آن که چند بار با گام‌های سریع در اطاق قدم زد یک مرتبه ایستاد mizan_test_en_fa as if suddenly rooted to one spot. مثل این که ناگهان به یک نقطه میخکوب شده باشد. mizan_test_en_fa Now for the hitch in Jane's character, he said at last, حالا برای به کمند انداختن وجود جین mizan_test_en_fa but I always knew there would come a knot and a puzzle: here it is. اما می‌دانم همیشه ممکن است پیچیدگی و گرهی در کار باشد. mizan_test_en_fa His voice was hoarse; his look that of a man صدایش خشن بود نگاهش به مردی شباهت داشت mizan_test_en_fa who is just about to burst an insufferable bond and plunge headlong into wild license. که نزدیک است رشته غیر قابل تحملی را پاره کند و با سر در منجلاب کثیف هرزگی غوطه ور شود. mizan_test_en_fa The present the passing second of time زمان حال یعنی ثانیه‌های گذرای زمان mizan_test_en_fa was all I had in which to control and restrain him تنها چیزی بود که در اختیار داشتم و بدان وسیله می‌توانستم او را باز دارم و محدود سازم؛ mizan_test_en_fa a movement of repulsion, flight, fear would have sealed my doom, and his. هرگونه حرکتی حاکی از بیزاری، گریز، یا ترس، سرنوشت من و همینطور او را به مخاطره می‌انداخت. mizan_test_en_fa because whatever topic I started, چون هر موضوعی را برای گفت و گو پیش می‌کشیدم mizan_test_en_fa immediately received from her a turn at once coarse and trite, perverse and imbecile فورا از طرف او با عکس العمل خشونت آمیز، مبتذل، خودسرانه و ابلهانه رو به رو می‌شد، mizan_test_en_fa Bertha Mason, the true daughter of an infamous mother, برتا میسن، دختر جلف یک مادر بدنام، mizan_test_en_fa dragged me through all the hideous and degrading agonies مرا در میان انواع رنج‌های نفرت انگیز و شرم آور به هر سو می‌کشاند mizan_test_en_fa which must attend a man bound to a wife at once intemperate and unchaste. این شمه‌ای از رنج‌های مردی بود که همسرش هم تمایلات سرکش داشت و هم پایبند عفت نبود. mizan_test_en_fa Your pity, my darling, is the suffering mother of love: دلسوزی تو، عزیزم، مثل دلسوزی مادری است که درد عشق دارد mizan_test_en_fa its anguish is the very natal pang of the divine passion. و این درد درست مثل درد به دنیا آوردن فرزند حاصل از یک پیوند آسمانی است. mizan_test_en_fa wherein she momentarily mingled my name with such a tone of demon hate, with such language! آن زن لحظه به لحظه با آن لحن نفرت انگیز شیطان مآبانه‌اش اسم مرا توأم با کلماتی چنان رکیک صدا می‌زد mizan_test_en_fa no professed harlot ever had a fouler vocabulary than she: که حتی یک روسپی حرفه‌ای بر زبان نمی‌آورد. mizan_test_en_fa though two rooms off, I heard every word با این که دو اطاق با من فاصله داشت تمام حرف‌هایش را می‌شنیدم mizan_test_en_fa the thin partitions of the West India house opposing but slight obstruction to her wolfish cries. دیوارهای تیغه‌ای آن خانه هند غربی در برابر نعره‌های سبعانه آن زن مانع چندان قابل اطمینانی نبودند. mizan_test_en_fa While I walked under the dripping orange trees of my wet garden, در اثنایی که در آن باغ باران خورده، زیر درختان نارنج که قطرات آب از آن‌ها می‌چکید، mizan_test_en_fa and amongst its drenched pomegranates and pine apples, و در میان درختان خیس انار و آناناس قدم می‌زدم، mizan_test_en_fa and while the refulgent dawn of the tropics kindled round me و در اثنایی که سپیده دم باشکوه مناطق گرمسی اطرافم را روشن کرده بود mizan_test_en_fa I reasoned thus, Jane now listen; برای خودم دلایلی آوردم که الان برایت می‌گویم، جین خوب گوش کن، mizan_test_en_fa for it was true Wisdom that consoled me in that hour, چون عقل راستگو بود که در آن موقع طرف مشورت من بود mizan_test_en_fa and showed me the right path to follow. و به من راه راست را نشان می‌داد تا آن را در پیش بگیرم. mizan_test_en_fa That woman, who has so abused your long suffering, آن زن، که اینطور به روح رنج کشیده تو ناسزا می‌گوید، mizan_test_en_fa so sullied your name, so outraged your honour, اینطور نامت را ننگین ساخته، اینطور شرافتت را خدشه دار کرده mizan_test_en_fa so blighted your youth, is not your wife, nor are you her husband. و اینطور به جوانی تو آسیب رسانده زن تو نیست، و تو هم شوهر او نیستی. mizan_test_en_fa because, in the very first letter I wrote to apprise them of the union برای این که درست در همان اولین نامه‌ای که نوشتم تا نظرم را درباره این ازدواج به آن‌ها بگویم mizan_test_en_fa I added an urgent charge to keep it secret: موکدا به آن‌ها توصیه کردم که راز این ازدواج را از همه پنهان کنند. mizan_test_en_fa I had some trouble in finding an attendant for her, برای پیدا کردن شخصی که همیشه در آنجا با او باشد زحمت زیادی کشیدم mizan_test_en_fa as it was necessary to select one on whose fidelity dependence could be placed; چون لازم بود کسی را انتخاب کنم که به رازداری او بتوانم اعتماد داشته باشم. mizan_test_en_fa When I think of the thing which flew at my throat this morning , وقتی راجع به آن موجود فکر می‌کنم که امروز صبح گلوی مرا گرفته بود، mizan_test_en_fa hanging its black and scarlet visage over the nest of my dove, my blood curdles و صورت سرخ و سیاهش را متوجه آشیانه کبوتر من کرده بود، خون در رگ‌هایم منجمد … mizan_test_en_fa I never doubted some woman might be found هرگز شک نداشتم که ممکن است زنی پیدا بشود mizan_test_en_fa willing and able to understand my case and accept me, که بخواهد و بتواند وضعیت مرا درک کند و، mizan_test_en_fa in spite of the curse with which I was burdened. با وجود بار منحوسی که بر دوش خود می‌کشم، مرا بپذیرد. mizan_test_en_fa living first in one capital, then another: اول در یک پایتخت زندگی می‌کردم بعد در پایتخت دیگری: mizan_test_en_fa sometimes in St. Petersburg; oftener in Paris; گاهی در سن پترزبورگ، غالبا در پاریس، mizan_test_en_fa occasionally in Rome, Naples, and Florence. هر چند گاه یک بار در روم، ناپل و فلورانس. mizan_test_en_fa Amongst them all I found not one whom, از میان همه آن‌ها یکی را پیدا نکردم که بشود با او ازدواج کرد، mizan_test_en_fa had I been ever so free, I warned as I was of the risks, the horrors, the loathings of incongruous unions would have asked to marry me. و البته این هم در صورتی بود که به خودم اجازه می‌دادم از طرف بخواهم که با من ازدواج کند چرا که من از مخاطرات، وحشت‌ها و بیماری‌های نفرت انگیز پیوندهای بی تناسب و ناشایست آگاه بودم. mizan_test_en_fa That was my Indian Messalina's attribute: این را از برکت وجود مسالینای بومی‌خودم می‌دانم: mizan_test_en_fa rooted disgust at it and her restrained me much, even in pleasure. نفرت از این گونه فریبکاری‌ها و نفرت از او، حتی در مورد کامجویی، در من ریشه دوانیده و مرا از دست زدن به چنین کارهایی باز می‌داشت. mizan_test_en_fa The first I chose was Celine Varens اولین کسی که انتخاب کردم سه لین وارنز بود، mizan_test_en_fa another of those steps which make a man spurn himself when he recalls them. و این هم یکی از آن کارهایی بود که وقتی آدم به یاد آن‌ها می‌افتد احساس انزجار می‌کند. mizan_test_en_fa I was glad to give her a sufficient sum to set her up in a good line of business, خوشحال شدم که بالاخره پول کافی به او دادم تا سرمایه کاری برایش باشد، mizan_test_en_fa and so get decently rid of her. و از این طریق به نحو شایسته‌ای از دست او خلاص شدم. mizan_test_en_fa Last January, rid of all mistresses ژانویه گذشته، بعد از آن که از شر همه معشوقه‌ها خلاص شده بودم، mizan_test_en_fa corroded with disappointment, روحیه‌ای خشن و افسرده سرخورده از یأس، mizan_test_en_fa sourly disposed against all men, سخت متمایل با مخالفت با همه مردم mizan_test_en_fa and especially against all womankind recalled by business, و به خصوص مخالفت با جنس زن بله، mizan_test_en_fa I came back to England. با چنین روحیه‌ای به انگلستان برگشتم. mizan_test_en_fa no inward warning that the arbitress of my life قبلا هم ندای هشدار دهنده‌ای از درون خود نشنیده بودم mizan_test_en_fa my genius for good or evil waited there in humble guise. که بانوی فرمانروای مطلق زندگیم فرشته نجات بخش یا هلاک کننده با ظاهری متواضع در آن نقطه منتظرست. mizan_test_en_fa or I could not have felt it pass away from under my hand, در غیر این صورت نمی‌توانستم بگذارم به آسانی از دستم در برود mizan_test_en_fa and seen it vanish behind the dim hedge, without singular regret. و ببینم که در پشت آن پرچین نابود شود و من حتی اندک افسوسی نخورم. mizan_test_en_fa there was a pleasurable illumination in your eye occasionally, چون گاهی برق خوشحالی را در چشمان تو mizan_test_en_fa a soft excitement in your aspect, which told of no bitter, bilious, hypochondriac brooding: و نشانه‌های هیجان آرامی را در سیمایت می‌دیدم که حاکی از هیچگونه تفکر غم انگیز، سودایی و مالیخولیایی نبود. mizan_test_en_fa without, I am perfectly aware, lies at my feet a rough tract to travel, کاملا آگاهم که در بیرون از وجود من، در جلوی پایم، راه ناهمواری هست که باید طی کنم، mizan_test_en_fa and around me gather black tempests to encounter. و در پیرامون طوفان‌های تیره‌ای هستند که باید با آن‌ها روبه‌رو شوم. mizan_test_en_fa if by chance I met you, you passed me as soon, اگر تصادفا به تو برخورد می‌کردم mizan_test_en_fa and with as little token of recognition, as was consistent with respect. خیلی زود و با حداقل نشانه‌ای از آشنایی، که بیشتر برای احترام بود تا اظهار محبت، از کنارم رد می‌شدی. mizan_test_en_fa when I stretched my hand out cordially, وقتی صمیمانه دستم را دراز می‌کردم، mizan_test_en_fa such bloom and light and bliss rose to your young, wistful features, چنان شکفتگی، نشاط و لطفی در چهره جوان و پراشتیاق تو به چشم می‌خورد، mizan_test_en_fa I had much ado often to avoid straining you then and there to my heart. که اغلب برای اجتناب از در آغوش گرفتن تو بر خودم خیلی فشار می‌آوردم. mizan_test_en_fa for I knew what I must do فهمیدم که باید چکار کنم، mizan_test_en_fa and do soon and all these reminiscences, and these revelations of his feelings only made my work more difficult. به همین علت بود که فورا از او خواستم در آن باره حرفی نزد چون تمام آن خاطرات و تجدید احساسات تنها نتیجه‌ای که داشت این بود که کار مرا مشکل‌تر می‌ساخت. mizan_test_en_fa After a youth and manhood passed half in unutterable misery and half in dreary solitude, من، بعد از گذشت جوانی و بعد از گذشت عمری که نیمی از آن در مصیبت ناگفتنی و نیم دیگرش در تنهایی ملال انگیز صرف شده، mizan_test_en_fa recommenced he, with a gentleness that broke me down with grief, بعد شروع کرد، این بار با چنان لحن مهربانی که به راستی قلبم را شکست mizan_test_en_fa and turned me stone cold with ominous terror و، در عین حال، مرا از وحشت شومی‌بر جای خود خشک کرد mizan_test_en_fa for this still voice was the pant of a lion rising Jane! چون آن لحن مهربان و صدای آرام مثل نفس نفس زدن شیری بود که می‌خواهد برای دریدن طعمه خود خیز بردارد. جین! mizan_test_en_fa This was true: and while he spoke این حرف او درست بود؛ در اثنایی که حرف می‌زد mizan_test_en_fa my very conscience and reason turned traitors against me, وجدان و عقل خود من مثل اشخاص جنایتکار در فکرم ظاهر شدند، mizan_test_en_fa and charged me with crime in resisting him. و مرا متهم کردند که مقاومت در مقابل این مرد جنایت است. mizan_test_en_fa they are for such moments as this, when body and soul برای چنین لحظاتی وضع شده‌اند که جسم و روح mizan_test_en_fa rise in mutiny against their rigour; در مقابل سختی آن قوانین و اصول سر به شورش برمی‌دارند، mizan_test_en_fa stringent are they; inviolate they shall be. سخت دقیقاند، و غیر قابل نقض خواهند بود. mizan_test_en_fa I had but to go in and to say Mr. Rochester, فقط کافی بود داخل بشوم و بگویم: آقای راچستر، mizan_test_en_fa I will love you and live with you through life till death, من از حالا تا وقتی که بمیرم شما را دوست خواهم داشت و با شما زندگی خواهم کرد. mizan_test_en_fa The first was a page so heavenly sweet اولی مثل صفحه‌ای بود دارای چنان لطافت روحانی mizan_test_en_fa so deadly sad that to read one line of it would dissolve my courage and break down my energy. و چنان سخت و غم انگیز که خواندن یک سطر از آن جرأت مرا از بین می‌برد و نیرویم را زائل می‌کرد. mizan_test_en_fa But I looked neither to rising sun, nor smiling sky, nor wakening nature. اما من نه به خورشید که طلوع می‌کرد، نه به آسمان که لبخند می‌زد و نه به طبیعت که بیدار می‌شد به هیچیک از این‌ها نگاه نمی‌کردم؛ mizan_test_en_fa He who is taken out to pass through a fair scene to the scaffold, کسی که او را از یک جاده پر گل و ریحان و زیبا به محل اعدام می‌برند، mizan_test_en_fa thinks not of the flowers that smile on his road, به گل‌های شکفته کنار مسیر خود نگاه نمی‌کند، mizan_test_en_fa but of the block and axe edge; of the disseverment of bone and vein; of the grave gaping at the end: بلکه به کنده چوب و لبه تیز می‌اندیشد، به جدا شدن استخوان و رگ ; و به قبر که در نهایت دهان باز کرده تا او را به کام خود فرو بکشد فکر می‌کند. mizan_test_en_fa May you never appeal to Heaven in prayers so hopeless and so agonised as in that hour left my lips; آرزو می‌کنم هیچگاه دعاهایی چنان ناامیدانه و دردمندانه از میان لب‌هایت بیرون نیاید چنان که در آن ساعت دعاهای من چنین بودند؛ mizan_test_en_fa for never may you, like me, dread to be the instrument of evil to what you wholly love.I wish no eye to see me now: خدا نکند هرگز مثل من بترسی از این که شخص بسیار مجبوب تو به راه فساد برود و کاری از دست تو برنیاید. من عجالتا نمی‌خواهم کسی مرا ببیند: mizan_test_en_fa strangers would wonder what I am doing, lingering here at the sign post, evidently objectless and lost. چون غریبه‌هایی که از اینجا رد می‌شوند از خود خواهند پرسید که من، با ظاهر اشخاص بیهدف و گمشده، در زیر این تیر راهنما چکار دارم و منتظر چه کسی هستم. mizan_test_en_fa I might be questioned: بعد ممکن است از من چیزهایی بپرسند؛ mizan_test_en_fa I could give no answer, در آن صورت نمی‌توانم به آن‌ها جوابی بدهم mizan_test_en_fa but what would sound incredible and excite suspicion. ، چون هر چه بگویم به نظرشان باور کردنی نخواهد آمد، و سوءظنشان را برخواهد انگیخت. mizan_test_en_fa Finding my apprehensions unfounded, however, با این حال، وقتی دیدم کسی در آنجا پی به وجود من نبرده، mizan_test_en_fa and calmed by the deep silence that reigned as evening declined at nightfall, I took confidence. بعد از آن که در اثر سکوت عمیق شبانه آرام شدم دیگر کاملا احساس اطمینان کردم. mizan_test_en_fa when a long way must yet be measured by my weary, trembling limbs before I could reach human habitation تا رسیدن به اقامتگاه انسانی با این پاهای خسته و لرزان خود چه راه درازی را می‌بایست می‌پیمودم! mizan_test_en_fa when cold charity must be entreated before I could get a lodging: reluctant sympathy importuned, almost certain repulse incurred تا یافتن یک پناهگاه می‌بایست چه استمدادهای عاجزانه‌ای برای گرفتن اعانه از دیگران می‌کردم، mizan_test_en_fa before my tale could be listened to, or one of my wants relieved! قبل از آن که بتوانم ماجرای خود را به گوش کسی برسانم یا از کسی بخواهم یکی از نیازهای مرا برآورده سازد! mizan_test_en_fa who from man could anticipate only mistrust, rejection, insult, clung to her with filial fondness. من، که از انسان جز بی اعتمادی، از خود راندن و اهانت هیچ انتظار دیگری نمی‌توانستم داشته باشم با علاقه‌ای کودکانه به مادر طبیعت چسبیده بودم. mizan_test_en_fa the remnant of a roll I had bough in a town we passed through at noon with a stray penny my last coin. این بقیه قرص نانی بود که از یکی از شهرهای سر راه با آخرین شاهی پولم خریده بودم؛ سکه را هم تصادفم در جیبم پیدا کردم. mizan_test_en_fa when I lay down my feet were buried in it; وقتی دراز کشیدم پاهایم در داخل آن قرار گرفت، mizan_test_en_fa rising high on each side, it left only a narrow space for the night air to invade. چون از هر دو طرف بالا آمده بود فقط فضای باریکی برای ورود هوای شبانه بازمانده بود. mizan_test_en_fa it is in the unclouded night sky در آسمان بی ابر شب mizan_test_en_fa where His worlds wheel their silent coursethat we read clearest His infinitude, His omnipotence, His omnipresence که سیارات او هر یک در مدار خود می‌گردند عظمت بین‌هایت او، قدرت مطلق او و حضور او در همه جا را با وضوح تمام درک می‌کنیم. mizan_test_en_fa Sure was I of His efficiency to save what He had made: convinced I grew چون به توانایی و کفایت او برای نجات آفریده‌هایش یقین داشتم متقاعد شدم mizan_test_en_fa that neither earth should perish, nor one of the souls it treasured. که نه زمین نابود خواهد شد و نه هیچیک از موجوداتی که در خود دارد. mizan_test_en_fa Long after the little birds had left their nests; ساعاتی بعد از آن که پرندگان کوچک آشیانه خود را ترک گفتند، mizan_test_en_fa long after bees had come in the sweet prime of day to gather the heath honey before the dew was dried ساعاتی بعد از آن که زنبورها با ظهور طلیعه زیبای روز برای جمع کردن عسل خلنگها قبل از خشکیدن شبنم آمدند mizan_test_en_fa when the long morning shadows were curtailed, یعنی در زمانی که سایه‌های دراز صبح کوتاه شده mizan_test_en_fa and the sun filled earth and sky I got up و آفتاب پهنه زمین و آسمان را فرا گرفته بود برخاستم، mizan_test_en_fa and I looked round me. به اطراف خود نگاه کردم. mizan_test_en_fa Hopeless of the future, I wished but this that my Maker had that night thought good to require my soul of me while I slept; در حالی که امیدی به آینده خود نداشتم فقط این را می‌خواستم که آفریدگارم جان مرا در حالت خواب بگیرد، mizan_test_en_fa and that this weary frame, absolved by death from further conflict with fate, این کالبد خسته و درمانده را از تقلای بیشتر در چنگال سرنوشت نجات دهد و به دست مرگ بسپارد. mizan_test_en_fa had now but to decay quietly, and mingle in peace with the soil of this wilderness. آرزویم این بود که به آرامی‌بپوسم و در سکوت با خاک این بیابان بیامیزم. mizan_test_en_fa when I thought I had nearly done enough, وقتی به نظر خودم تقریبا به حد کافی راه رفتم mizan_test_en_fa and might conscientiously yield to the fatigue that almost overpowered me might relax this forced action, و نزدیک بود در برابر خستگی، که خیلی بر من غلبه یافته بود، با کمال میل تسلیم شوم mizan_test_en_fa and, sitting down on a stone I saw near و روی سنگی که در آن نزدیکی‌ها دیدم بنشینم mizan_test_en_fa submit resistlessly to the apathy that clogged heart and limb و خود را در عالم بیحسی که می‌خواست مانع کار قلب، دست‌ها و پاهایم شود بیتابانه رها کنم، mizan_test_en_fa I heard a bell chime a church bell. صدای نواخته شدن زنگی ناقوس کلیسا توجهم را جلب کرد. mizan_test_en_fa there, amongst the romantic hills, whose changes and aspect I had ceased to note an hour ago, در آنجا، میان تپه‌های خوش منظر که از یکساعت قبل دیگر به تغییرات و مناظر بدیع آن‌ها توجهی نداشتم به mizan_test_en_fa I saw a hamlet and a spire. یک دهکده و یک منار مخروطی باریک افتاد. mizan_test_en_fa a glittering stream ran zig zag through the varied shades of green, the mellowing grain, the sombre woodland, the clear and sunny lea. یک نهر درخشان در زیر سایه درختان سرسبز، از میان غلات رسیده، درختستان انبوده و تیره و همچنین از میان چمن صاف و آفتاب رو در مسیری پر پیچ و خم جریان داشت. mizan_test_en_fa I passed up the street همچنان که از خیابان می‌گذشتم mizan_test_en_fa , looking as I went at all the houses to the right hand and to the left; تمام خانه‌های اطراف راست و چپ را از نظر می‌گذرانیدم mizan_test_en_fa but I could discover no pretext, nor see an inducement to enter any. اما نمی‌توانستم هیچ بهانه یا انگیزه‌ای پیدا کنم که وارد یکی از آن‌ها شوم. mizan_test_en_fa Much exhausted, and suffering greatly now for want of food, I turned aside into a lane در این موقع، در حالی که خیلی خسته و فرسوده بودم و نیاز به غذا سخت عذابم می‌داد به کوچه‌ای رسیدم mizan_test_en_fa and sat down under the hedge. و زیر یک پرچین که در آنجا بود نشستم. mizan_test_en_fa Ere many minutes had elapsed , I was again on my feet با این حال، بعد از چند دقیقه دوباره روی پای خود برخاستم mizan_test_en_fa and again searching something a resource, or at least an informant. و دوباره به جست‌وجو پرداختم تا منبع درآمدی یا دست کم شخصی که اطلاعاتی به من بدهد پیدا کنم. mizan_test_en_fa In such a voice as might be expected from a hopeless heart and fainting frame با صدایی که فقط از یک جسم ناتوان و روح ناامید می‌توان انتظار داشت mizan_test_en_fa a voice wretchedly low and faltering صدایی مثل صدای یک آدم درمانده بینوا سخت کوتاه، لرزان و لکنت آمیز mizan_test_en_fa I asked if a servant was wanted here? پرسیدم که آیا در آن خانه به خدمتکار احتیاج ندارند. mizan_test_en_fa besides, علاوه بر این، mizan_test_en_fa in her eyes, how doubtful must have appeared my character, position, tale. قیافه، وضع ظاهر و حرف‌هایم در نظر او قاعدتا خیلی مشکوک آمده بود چون mizan_test_en_fa She shook her head, she was sorry she could give me no information, سرش را تکان داد و گفت: متأسفم که در این باره اطلاعی ندارم که به شما بدهم. mizan_test_en_fa If she had held it open a little longer اگر آن زن جوان کمی‌بیشتر آن را باز گذاشته بود mizan_test_en_fa , I believe I should have begged a piece of bread; for I was now brought low. یقینا درخواست می‌کردم یک تکه نان به من بدهد چون در این موقع از گرسنگی نمی‌توانستم روی پای خود بایستم. mizan_test_en_fa I should have longed rather to deviate to a wood I saw not far off, بیشتر میل داشتم به بیشه‌ای که در آن نزدیکی بود بروم mizan_test_en_fa which appeared in its thick shade to offer inviting shelter; چون سایه تیره آن پناهگاه مطلوبی بود که مرا به خود می‌خواند: mizan_test_en_fa but I was so sick, so weak, اما آنقدر حالم بود، آنقدر ضعیف بودم mizan_test_en_fa so gnawed with nature's cravings, instinct kept me roaming round abodes where there was a chance of food. و نیازهای طبیعی آنقدر وجودم را با تحلیل برده بود که از روی غریزه در اطراف جاهایی پرسه می‌زدم که امیدوار بودم غذایی به دست بیاورم. mizan_test_en_fa Solitude would be no solitude rest no rest while the vulture, hunger, thus sank beak and talons in my side. مادام که لاشخوار، یعنی گرسنگی، منقار و چنگال‌های خود را در درون من فرو می‌کرد و مرا آزار می‌داد دیگر تنهایی، سکوت و آرامش برای من ارزشی نداشت. mizan_test_en_fa always repelled by the consciousness of having در این سرگردانی و رفت و آمدها وجدانم پیوسته به من می‌گفت: mizan_test_en_fa no claim to ask no right to expect interest in my isolated lot. تو مجاز نیستی طلب کنی؛ هیچ حقی نداری از این غربت و تنهایی خود انتظار نفعی داشته باشی. mizan_test_en_fa I remembered that strangers who arrive at a place where they have no friends, یادم آمد وقتی غریبه‌ای به محلی می‌رسد که دوست و آشنایی در آنجا ندارد mizan_test_en_fa and who want employment و دنبال کار می‌گردد mizan_test_en_fa , sometimes apply to the clergyman for introduction and aid. It is the clergyman's function to help at least with advice those who wished to help themselves گاهی نزد کشیش می‌رود و از او می‌خواهد به جایی معرفیش کند، کمک یا دست کم راهنمایی و توصیه کند. mizan_test_en_fa . though others were there besides the woman I ventured the با آن که علاوه بر آن زن اشخاص دیگری هم آنجا بودند به خود جرأت داده mizan_test_en_fa request Would she give me a roll for this handkerchief? پرسیدم: آیا در مقابل این دستمال یک قرص نان به من می‌دهید؟ mizan_test_en_fa at this day I can scarcely bear to review the times to which I allude: امروز من یادآوری ماجراهایی که به آن‌ها اشاره می‌شود را به آسانی نمی‌توانم تحمل کنم mizan_test_en_fa the moral degradation, blent with the physical suffering, form too distressing a recollection ever to be willingly dwelt on. چون خواری روحی و رنج‌های جسمی مرا به یادم می‌آورد، و این خاطرات آنقدر غم انگیزند که واقعا از روی علاقه آن‌ها را شرح نمی‌دهم. mizan_test_en_fa as to the woman who would not take my handkerchief in exchange for her bread, why, اما آن زنی که دستمال مرا در مقابل نان نپذیرفت البته در صورتی که mizan_test_en_fa she was right, if the offer appeared to her sinister or the exchange unprofitable. برای او مسلم بود که پیشنهاد من برای او شوم است یا چنین معامله‌ای به سودش نیست حق با او بود. mizan_test_en_fa A little before dark I passed a farm house کمی‌قبل از تاریک شدن هوا گذارم به یک خانه دهقانی افتاد. mizan_test_en_fa , at the open door of which the farmer was sitting, eating his supper of bread and cheese کشاورز صاحب خانه در جلوی در خانه که باز بود نشسته شام خود را که نان و پنیر بود صرف می‌کرد. mizan_test_en_fa . As the wet twilight deepened, همچنان که آن روز بارانی به پایان خود نزدیک می‌شد mizan_test_en_fa I stopped in a solitary bridle path, which I had been pursuing an hour or more. در یک راه مال روی متروک که یکی دو ساعت بود در آن حرکت می‌کردم، ایستادم. mizan_test_en_fa now, only a few fields, almost as wild and unproductive as the heath from حالا فقط چند مزرعه که، مثل خود خلنگزار، متروک و بیحاصل بودند و به mizan_test_en_fa which they were scarcely reclaimed, lay between me and the dusky hill. آن‌ها خیلی کم توجه شده بود میان من و آن تپه تیره رنگ قرار داشتند. mizan_test_en_fa Well, I would rather die , با خود گفتم: خوب، اگر بنا باشد بمیرم mizan_test_en_fa yonder than in a street or on a frequented road, I reflected. ترجیح می‌دهم کنار آن تپه دوردست دنیا را وداع بگویم تا این که در یک خیابان یا جاده پرعبور و مرور. mizan_test_en_fa far better that crows and ravens if any ravens there be in these regions should pick my flesh from my bones خیلی بهتر می‌دانم که مثلا اگر کلاغ سیاهی در این نواحی زندگی می‌کند من در کنار آن تپه جسدم طعمه کلاغ‌ها و کلاغ سیاه‌ها شود mizan_test_en_fa , than that they should be prisoned in a workhouse coffin and moulder in a pauper's grave. تا این که آن را در تابوت مخصوص گداخانه محبوس کنند و در قبرستان گدایان به خاک بسپارند. mizan_test_en_fa It showed no variation but of tint: green, where rush and moss overgrew the marsh از رنگ‌های متنوع خبری نبود جز: رنگ سبز در نقاطی که نی و خزه در مردابها به حد وفور روییده بودند mizan_test_en_fa and black, where the dry soil bore only heath. و رنگ تیره در نقاطی که روی خاک خشک فقط خاربن دیده می‌شد. mizan_test_en_fa Dark as it was getting, I could still see these changes, البته فقط قادر به تشخیص تفاوت رنگها بودم mizan_test_en_fa though but as mere alternations of light and shade; و چون هوا رو به تاریکی می‌رفت آن‌ها را صرفا به صورت تغییرات سایه و روشن می‌دیدم; mizan_test_en_fa for colour had faded with the daylight. ؛ با نزدیک شدن زوال روز رنگها هم دیگر به زحمت قابل تشخیص بودند. mizan_test_en_fa My eye still roved over the sullen swell and along the moor edge, vanishing amidst the wildest scenery چشمانم همچنان روی آن برآمدگی تیره، در طول حاشیه خلنگزار، که در میان خشک‌ترین و بایرترین مناظر روستایی محو می‌شد، حرکت می‌کرد mizan_test_en_fa , when at one dim point, far in among the marshes and the ridges, a light sprang up. که در این موقع نور ضعیفی در دوردست از میان باتلاق‌ها و برآمدگیها، با درخشش ناگهانی خود توجهم را جلب کرد. mizan_test_en_fa Could I but have stiffened to the still frost the friendly numbness of death اگر فقط می‌توانستم در اثر انجماد آرام یعنی کرختی مهربان مرگ خشک شوم mizan_test_en_fa it might have pelted on; I should not have felt it; امکان داشت لحظه حمله نهایی را حس نکنم mizan_test_en_fa but my yet living flesh shuddered at its chilling influence. I rose ere long. اما جسمم که هنوز حیات داشت از سرما می‌لرزید، پس زود از جا برخاستم. mizan_test_en_fa through a wide bog از میان یک باتلاق، mizan_test_en_fa , which would have been impassable in winter, and was splashy and shaking even now, in the height of summer. که در زمستان غیر قابل عبور و حتی حالا در غایت شدت گرمای تابستان پر گل و شل و لغزنده بود، عبور کردم. mizan_test_en_fa it was a road or a track: it led straight up to the light, جاده یا رد پا بود، و مستقیما به منشأ آن نور منتهی می‌شد mizan_test_en_fa which now beamed from a sort of knoll, amidst a clump of trees firs, apparently, که حالا از روی تپه کوچکی در میان انبوهی از درختان ظاهرا کاج می‌درخشید mizan_test_en_fa from what I could distinguish of the character of their forms and foliage through the gloom. نوع درخت‌ها را در پرتو آن نور ضعیف از روی شکل آن‌ها و شاخ و برگشان تشخیص دادم. mizan_test_en_fa within a foot of the ground, این پنجره در ارتفاع یک فوتی زمین بود mizan_test_en_fa made still smaller by the growth of ivy or some other creeping plant, ، و در اثر رویش پیچک یا گیاه خزنده دیگری در اطرافش باز هم کوچکتر به نظر می‌رسید mizan_test_en_fa whose leaves clustered thick over the portion of the house wall in which it was set. چون به رگهای این گیاه روی آن قسمت از دیوار خانه که این پنجره در آن تعبیه شده بود را کاملا پوشانده بودند. mizan_test_en_fa when I stooped down and put aside the spray of foliage shooting over it, I could see all within. وقتی به پایین خم شد و شاخ و به رگهای پشت آن را کنار زدم توانستم تمام آنچه را آن سوی پنجره بود mizan_test_en_fa I could see clearly a room with a sanded floor, clean scoured; به وضوح ببینم: اطاق پاکیزه‌ای دیدم که کف آن سنگفرش بود و آن را کاملا صیقل داده بودند. mizan_test_en_fa a dresser of walnut, with pewter plates ranged in rows علاوه بر این، یک میز کشودار از جنس چوب گردو در آن اطاق گذاشته بودند که چند بشقاب مفرغی به طور مرتب روی آن چیده شده بود، mizan_test_en_fa , reflecting the redness and radiance of a glowing peat fire. و این بشقاب‌ها شعله سرخ رنگ یک بخاری را که در آن زغال سنگ نارس می‌سوخت، منعکس می‌کردند، mizan_test_en_fa I could see a clock, a white deal table, some chairs. و همینطور یک ساعت دیواری، یک میز بزرگ سفید و چند صندلی در آن اطاق دیده می‌شد. mizan_test_en_fa The candle, whose ray had been my beacon, burnt on the table; and by its light شمعی که پرتو آن راهنمای من به این خانه شده بود روی میز می‌سوخت، mizan_test_en_fa an elderly woman, somewhat rough looking, but scrupulously clean, و زن سالمندی با قیافه تا اندازه‌ای خشن و به حد وسواس آمیزی تمیز، mizan_test_en_fa like all about her, was knitting a stocking. به همان تمیزی اشیاء اطراف خود نشسته بود جوراب می‌بافت. mizan_test_en_fa both wore deep mourning of crape and bombazeen, which sombre garb , هر دوی آن‌ها سراپا لباس عزایی از جنس کرپ دوشین و نوعی پارچه پشم و ابریشم مشکی به تن داشتند، mizan_test_en_fa singularly set off very fair necks and faces: و این لباس تیره صورت و گردن زیبای آن‌ها را به نحو جالبی جلوه‌گر می‌ساخت. mizan_test_en_fa Listen, Diana, said one of the absorbed students; یکی از آن دو نفر که کتاب می‌خواندند سخت مجذوب کار خود بودند، گفت: گوش بده، دیانا، mizan_test_en_fa Franz and old Daniel are together in the night time, فرانتس و دانیل پیر در موقع شب پیش هم هستند، mizan_test_en_fa and Franz is telling a dream from which he has awakened in terror و فرانتس دارد رویایی را که باعث شده او با وحشت از خواب بیدار شود، نقل می‌کند. mizan_test_en_fa in a low voice she read something, of which not one word was intelligible to me; بعد با صدای آهسته چیزی را خواند که حتی یک کلمه از آن برایم مفهوم نبود mizan_test_en_fa for it was in an unknown tongue neither French nor Latin. چون با آن زبان آشنا نبودم نه فرانسه بود نه لاتین. mizan_test_en_fa The other girl, who had lifted her head to listen to her sister, دختر دیگر که برای شنیدن آنچه خواهرش می‌خواند سر خود را بلند کرده بود، mizan_test_en_fa repeated, while she gazed at the fire, a line of what had been read. در حالی که به آتش خیره شده بود یک سطر از مطلب خوانده شده را تکرار کرد. mizan_test_en_fa Is there ony country where they talk i' that way? asked the old woman, looking up from her knitting. پیرزن در حالی که سر خود را از روی بافتنی‌اش برداشته بود و به آن‌ها نگاه می‌کرد پرسید: آیا هیچ کشوری در دنیا هس که مردمش اینجوری حرف بزنن mizan_test_en_fa We mean to teach it some time or at least the elements, as they say; هدف ما این است که یک وقتی آن را یا دست کم، به اصطلاح، اصول آن را درس بدهیم; mizan_test_en_fa and then we shall get more money than we do now. تا این که بیشتر از حالا پول گیرمان بیاید. mizan_test_en_fa Mortally: از خستگی دارم می‌افتم. mizan_test_en_fa after all, به هر حال، mizan_test_en_fa it's tough work fagging away at a language with no master but a lexicon. یاد گرفتن زبان آن هم بدون معلم و فقط با کمک گرفتن از واژه نامه کار طاقت فرسایی است. mizan_test_en_fa Till this moment, I had been so intent on watching them تا این لحظه آنقدر غرق تماشای آن‌ها شده بودم، mizan_test_en_fa , their appearance and conversation had excited in me so keen an interest, و وضع ظاهر و گفت و گوی آنها به اندازه‌ای توجهم را جلب کرده بود mizan_test_en_fa I had half forgotten my own wretched position: که وضع فلاکت بار خود را تقریبا فراموش کرده بودم. mizan_test_en_fa how impossible چقدر به نظرم غیر ممکن می‌رسید mizan_test_en_fa did it appear to touch the inmates of this house with concern on my behalf; که توجه ساکنان این خانه را به وضع خود جلب کنم ; mizan_test_en_fa to make them believe in the truth of my wants and woes و حقیقت نیازها و غم و رنج خود را برای آنها به اثبات برسانم mizan_test_en_fa to induce them to vouchsafe a rest for my wanderings! آن‌ها را برانگیزانم تا از راه لطف مرا از این آوارگیها برهانند و به من پناه دهند! mizan_test_en_fa As I groped out the door, همچنان که کورمال کورمال در را می‌جستم mizan_test_en_fa and knocked at it hesitatingly, و با حالتی تردید آمیز آن را به صدا در می‌آوردم mizan_test_en_fa I felt that last idea to be a mere chimera. سرانجام چنین نتیجه گرفتم که چنین فکری خیال باطل بیش نیست. mizan_test_en_fa If you've any followers housebreakers or such like, حالا اگه با تو آدمای دیگه‌ای، مثه دزدها و از این قبیل، mizan_test_en_fa anywhere near, you may tell them we are not by ourselves in the house; در این نزدیکی‌ها هستن به اونا بگی که در این خانه ما تنها نیستیم. mizan_test_en_fa thrusting back all my misery into my heart, در حالی که تمام درماندگی و یأسم را در قلب خود ریخته بودم. mizan_test_en_fa I made an effort to compel it to remain there dumb and still. تلاش می‌کردم تا آن را با فشار در آنجا نگهدارم؛ و خاموش و آرام بمانم. mizan_test_en_fa but all are not condemned to meet a lingering and premature doom, اما همه آن‌ها محکوم به این نیستند که با کیفر طولانی و زود هنگامی‌رو به رو بشوند mizan_test_en_fa such as yours would be if you perished here of want. مثل تو که کیفرت این باشد تا در اینجا از بی غذایی و بی پناهی هلاک بشوی. mizan_test_en_fa Who or what speaks? I asked, terrified at the unexpected sound, and incapable now of deriving from any occurrence a hope of aid. من، که از آن صدای غیر منتظره به وحشت افتاده و در عین حال در وضعی نبودم که بتوانم امید رسیدن هرگونه کمکی را نادیده بگیرم، پرسیدم: این کیست یا چیست که دارد حرف می‌زند؟ mizan_test_en_fa Somehow, now that I had once crossed the threshold of this house, در این موقع که از آستانه در این خانه پا به درون گذاشته بودم mizan_test_en_fa and once was brought face to face with its owners, و مخصوصا از وقتی که با صاحبان آن رو به رو شده بودم mizan_test_en_fa I felt no longer outcast, vagrant, and disowned by the wide world. نمی‌دانم چرا دیگر حس نمی‌کردم آدم مطرود، آواره و بی پناهی هستم. mizan_test_en_fa when Mr. St. John demanded an account وقتی آقای سینت جان از من خواست ماجرای خود را برایش شرح دهم mizan_test_en_fa which at present I was far too weak to render و البته در آن موقع ضعیف‌تر از آن بودم که به این کار بپردازم mizan_test_en_fa I said after a brief pause: بعد از مکث کوتاهی گفتم: mizan_test_en_fa I can recall some sensations felt in that interval; but few thoughts framed, فقط می‌توانم قسمتی از آنچه در طول این مدت در بعضی از فواصل فهمیدم به یاد بیاورم؛ در آن سه شبانه روز افکارم خیلی کم متمرکز می‌شد، mizan_test_en_fa and no actions performed. و هیچ حرکتی نمی‌کردم. mizan_test_en_fa the clothes she took off, لباسش که از تنش بیرون آوردیم، mizan_test_en_fa though splashed and wet, هر چند پر گل و شل و خیس بود؛ mizan_test_en_fa were little worn and fine. اما معلوم بود که خیلی کم آن را پوشیده چون خوب مانده. mizan_test_en_fa These opinions he delivered in a few words, in a quiet, low voice; آن مرد این نظر خود را در چند کلمه با لحنی آرام و صدایی کوتاه اظهار داشت: mizan_test_en_fa and added, after a pause, و بعد از مکث کوتاهی، mizan_test_en_fa in the tone of a man little accustomed to expansive comment, با لحن شخصی که به تعبیر و تفسیرهای طولانی چندان عادت ندارد، mizan_test_en_fa Rather an unusual physiognomy; certainly, not indicative of vulgarity or degradation. افزود: قیافه‌اش تا اندازه‌ای غیر عادی است اما نشان نمی‌دهد که شخص عامی‌و پستی باشد. mizan_test_en_fa You will find she is some young lady who has had a misunderstanding with her friends, بعدا خواهی فهمید که این خانم جوان با بستگانش اختلافی داشته، mizan_test_en_fa and has probably injudiciously left them. شاید از روی بی عقلی از آن‌ها جدا شده و خانه و زندگی را رها کرده. mizan_test_en_fa The traces of the bog were removed from it; اثری از گل و لای باتلاق بر روی آن نبود mizan_test_en_fa the creases left by the wet smoothed out: و چین و چروک آن را که نتیجه رطوبت بود صاف کرده بودند، mizan_test_en_fa it was quite decent. و کاملا مناسب بود. mizan_test_en_fa but I covered deficiencies with a shawl, اما نقیصه‌ها را با شال پوشاندم mizan_test_en_fa and once more, clean and respectable looking no speck of the dirt, no trace of the disorder I so hated, و بار دیگر با ظاهری پاکیزه و موقر بی هیچ اثری از گل و لای و نامرتب بودن لباس که خیلی از آن بدم می‌آمد mizan_test_en_fa and which seemed so to degrade me, left و باعث می‌شد احساس خفت کنم اطاق را ترک گفتم mizan_test_en_fa I crept down a stone staircase with the aid of the banisters, و از راه یک پلکان سنگی با کمک گرفتن از نرده‌های اطراف آن خود را به طبقه پایین کشاندم mizan_test_en_fa to a narrow low passage, and found my way presently to the kitchen. و پس از عبور از یک راهروی باریک و کوتاه به آشپزخانه رسیدم. mizan_test_en_fa Prejudices, it is well known, are most difficult to eradicate from the heart, کاملا معلوم است که ریشه کن ساختن نفرت‌های بیجهت از درون قلب‌هایی، mizan_test_en_fa whose soil has never been loosened or fertilised by education: که تعلیم و تربیت هیچگاه مزرعه آن‌ها را شخم نزده و به ثمر نرسانیده کار بسیار دشواری است؛ mizan_test_en_fa they grow there, firm as weeds among stones. این گونه نفرت‌ها در قلب انسان رشد می‌کنند و مثل جنگل‌هایی که در میان سنگ‌ها ریشه می‌دوانند، استحکام می‌یابند. mizan_test_en_fa Turning to me, as she took some loaves from the oven, همچنان که چند قرص نان را از داخل تنور بیرون می‌آورد رو به من کرد mizan_test_en_fa she asked bluntly; ، و با لحن دور از نزاکتی گفت: mizan_test_en_fa Did you ever go a begging afore you came here? تو پیش از این که این طرفا پیدات به شه همیشه می‌رفتی گدایی؟ mizan_test_en_fa I had indeed appeared as a beggar to her, در حقیقت من بار اول با قیافه گدایان با او رو به رو شده بودم، mizan_test_en_fa I answered quietly, به آرامی جواب دادم، mizan_test_en_fa but still not without a certain marked firmness البته جوابم خالی از اظهار رنجش نبود و لحن کلامم هم خشک بود: mizan_test_en_fa though, I continued, rather severely, با لحن تا اندازه‌ای خشن به حرف‌های خود ادامه دادم: mizan_test_en_fa you wished to turn me from the door, on a night when you should not have shut out a dog. با این حال، در شبی که انسان در خانه را به روی یک سگ نمی‌بندد تو می‌خواستی مرا بیرون بیندازی. mizan_test_en_fa I'll tell you why, حالا می‌گویم چرا mizan_test_en_fa not so much because you refused to give me shelter, or regarded me as an impostor, نه از این جهت که از پناه دادن به من امتناع کردی یا مرا شیاد دانستی، mizan_test_en_fa as because you just now made it a species of reproach that I had no brass' and no house. بلکه بیشتر از این جهت که حتی حالا هم مرا مستحق سرزنش دانستی که سکه و خانه ندارم. mizan_test_en_fa While I picked the fruit, and she made the paste for the pies, در اثنائی که من میوه‌ها را پاک می‌کردم و او خمیر کلوچه را آماده می‌ساخت، mizan_test_en_fa she proceeded to give me sundry details about her deceased master and mistress, راجع به آقا و خانم فقید خود، و همینطور فرزندان جوان خانواده، mizan_test_en_fa and the childer, as she called the young people. یا به گفته خودش بچه بچه‌ها اطلاعات مفصلی به من داد. mizan_test_en_fa she affirmed: بعد با تأکید گفت: mizan_test_en_fa aboon two hundred year old for all it looked but a small, humble place, این خونه ترقیبا دویست سال عمر داره با این حال در مقابل خونه بزرگ آقای الیور در دره مورتن جای کوچک و فقیرانه‌ایه. mizan_test_en_fa th' Rivers wor gentry i' th' owd days o' th' Henrys, خونواده ری ورز از همون قدیم ندیما، در عهد هنری، وضع خوبی داشتن، mizan_test_en_fa as onybody might see by looking into th' registers i' Morton Church vestry. و این موضوع رو هر کسی می‌دونه توی دفتر ثفت ثبت کلیسای مورتن ببینه. mizan_test_en_fa Still, she allowed: با این وصف، به عقیده او: mizan_test_en_fa the owd maister was like other folk; ارباب پیر مثه بقیه مردم بود؛ mizan_test_en_fa naught mich out o' t' common way: از آداب و رسوم مردم خیلی کناره گیری نمی‌کرد. mizan_test_en_fa stark mad o' shooting, and farming, and sich like. دیوونه شکار بود، کشاورزی هم همینطور. mizan_test_en_fa they had told her their father, دخترها به او هنا گفته‌اند، mizan_test_en_fa had some years ago lost a great deal of money by a man he had trusted, که سال‌ها قبل پدرشان مبلغ زیادی پول به دست شخصی سپرده بود که با آن کار کند، mizan_test_en_fa turning bankrupt; اما آن شخص ورشکست شد mizan_test_en_fa as he was now not rich enough to give them fortunes, بنابراین پدرشان پول خود را از دست داد، و چون در آن موقع ثروت کافی نداشت تا برای آن‌ها جهیز تهیه کند mizan_test_en_fa they must provide for themselves. آن‌ها بایست تلاش می‌کردند تا خودشان پول درآورند. mizan_test_en_fa Mary, in a few words, kindly and calmly expressed , مری با مهربانی و آرامی در چند کلمه اظهار داشت، mizan_test_en_fa the pleasure she felt in seeing me well enough to be able to come down; خیلی خوشحال است که می‌بیند من حالم آنقدر خوب شده که توانسته‌ام به طبقه پایین بیایم. mizan_test_en_fa Mary's countenance was equally intelligent, ظاهر چهره مری مثل خواهرش حاکی از هوشمندی mizan_test_en_fa her features equally pretty; و مثل او قشنگ بود ; mizan_test_en_fa but her expression was more reserved, اما حالت قیافه‌اش نمودار محتاط بودن او بود، mizan_test_en_fa and her manners, though gentle, more distant. و رفتارش با آن که محبت آمیز بود نشان می‌داد که کم‌تر با آدم می‌جوشد. mizan_test_en_fa not one modern piece of furniture, یک قطعه اثاثه نو در آنجا دیده نمی‌شد، mizan_test_en_fa save a brace of w orkboxes and a lady's desk in rosewood, بجز چند جعبه چوبی و یک میز آرایش خانم‌ها، که از چوب اقاقیا ساخته شده بود mizan_test_en_fa which stood on a side table: و در کنار یک میز پادیواری قرار داشت. mizan_test_en_fa everything including the carpet and curtains looked at once, در اولین نگاه فورا معلوم می‌شد که همه چیز آن اطاق از جمله قالی و پرده‌ها، mizan_test_en_fa well worn and well saved. هم خوب مورد استفاده قرار گرفته و هم خوب از آن‌ها نگهداری شده. mizan_test_en_fa Mr. St. John sitting as still as one of the dusty pictures on the walls, آقای سینت جان که مثل یکی از تصویرهای تیره روی دیوار بیحرکت نشسته، mizan_test_en_fa keeping his eyes fixed on the page he perused, و چشمان خود را روی صفحه‌ای که می‌خواند دوخته، mizan_test_en_fa and his lips mutely sealed و لب‌هایش بسته بود، mizan_test_en_fa was easy enough to examine. سوژه خوبی برای مشاهده من بود. mizan_test_en_fa Yet he whom it describes scarcely impressed one with the idea of, با این حال شخص مورد توصیف خیلی کم این اثر را در بیننده می‌گذاشت که معتقد شود، mizan_test_en_fa a gentle, a yielding, an impressible, or even of a placid nature. ا و دارای شخصیتی مهربان، مطیع، تأثیرپذیر، یا حتی متین و آرام است. mizan_test_en_fa Quiescent as he now sat, در این موقع همچنان که بیحرکت نشسته بود، mizan_test_en_fa there was something about his nostril, his mouth, his brow, در سوراخ‌های بینی، دهان، ابرو و پیشانیش حالتی وجود داشت که، mizan_test_en_fa which, to my perceptions, indicated elements within either restless, or hard, or eager. به تصور من، نمودار بیقراری، شدت و خشونت یا اشتیاق بود. mizan_test_en_fa Diana, as she passed in and out, in the course of preparing tea, دیانا ضمن این که برای آماده کردن عصرانه چند بار داخل اطاق شد و بیرون رفت، mizan_test_en_fa brought me a little cake, baked on the top of the oven. کیک کوچکی برایم آورد که در بالای تنور پخته شده بود. mizan_test_en_fa There was an unceremonious directness, a searching, decided steadfastness in his gaze now, حالا یک حالت جسارت حاکی از خودمانی بودن، نوعی حالت خیرگی کنجکاوانه و قاطعانه در نگاهش مشاهده می‌شد mizan_test_en_fa which told that intention, and not diffidence, had hitherto kept it averted from the stranger. و نمودار این بود که او تا حالا عمدا، و نه به دلیل کمرویی، آن نگاه را متوجه صورت غریبه‌ای مثل من نمی‌کرده. mizan_test_en_fa It is my way it always was my way, روش من، روش همیشگی من، این است mizan_test_en_fa by instinct ever to meet the brief with brevity, که به طور طبیعی و خود به خود به سخن کوتاه جواب کوتاه می‌دهم، mizan_test_en_fa the direct with plainness. و در برابر رفتار گستاخانه حالت ساده و بی اعتنای خود را حفظ می‌کنم. mizan_test_en_fa No, he said coolly: با خونسردی گفت: نه، mizan_test_en_fa when you have indicated to us the residence of your friends, وقتی شما نشانی محل زندگی بستگانتان را برای ما مشخص کردید، mizan_test_en_fa we can write to them, and you may be restored to home. می‌توانیم به آن‌ها نامه بنویسیم و شما را به خانه‌تان برگردانیم. mizan_test_en_fa He seemed to use them rather as instruments to search other people's thoughts, ظاهرا از چشمانش بیشتر برای خواندن افکار دیگران استفاده می‌کرد و mizan_test_en_fa than as agents to reveal his own: تا بیان افکار خود برای دیگران; mizan_test_en_fa the which combination of keenness and reserve افکارش در اینجا آمیزه‌ای بود از تیز هوشی و احتیاط، mizan_test_en_fa was considerably more calculated to embarrass than to encourage. که بیشتر عامل منع دیگران بود تا ترغیب آن‌ها. mizan_test_en_fa Diana and Mary relieved me by turning their eyes elsewhere than to my crimsoned visage; دیانا و مری چشمان خود را به طرف دیگری برگرداندند تا صورت برافروخته مرا نبینند ; mizan_test_en_fa but the colder and sterner brother continued to gaze, اما برادرشان که کاملا خونسرد و انعطاف ناپذیر بود چشمان خیره خود را همچنان به من دوخت mizan_test_en_fa till the trouble he had excited forced out tears as well as colour. تا اندوهی که خود او باعث آن شده بود علاوه بر تغییر دادن رنگ چهره‌ام قطرات اشگ را نیز از دیدگانم جاری سازد. mizan_test_en_fa I need it, and I seek it so far, sir, به کمک احتیاج دارم، آقا، و برای این منظور به جست و جو ادامه خواهم داد، mizan_test_en_fa that some true philanthropist will put me in the way of getting work which I can do, تا این که بالاخره یک شخص انساندوست واقعی کاری برایم پیدا کند. mizan_test_en_fa it gave new tone to my unstrung nerves, آن نوشابه اعصاب متشنج مرا آرام ساخت، mizan_test_en_fa and enabled me to address this penetrating young judge steadily. و به من قدرت داد تا با نگاهی ثابت، این قاضی جوان با آن چشمان نافذش را مخاطب قرار دهم. mizan_test_en_fa as I can tell without compromising my own peace of mind my own security, moral and physical, آن را طوری شرح می‌دهم که باعث بر هم خوردن آرامش روحی ایمنی روحی و جسمی و خلاصه به مخاطره افتادن زندگی خودم و دیگران نشود: mizan_test_en_fa to secure these, برای این منظور، mizan_test_en_fa I had to leave behind me everything, مجبور شدم هر چه داشتم بگذارم، mizan_test_en_fa I possessed except a small parcel; بجز یک بسته کوچک، mizan_test_en_fa which, in my hurry and trouble of mind, که در آن حالت شتابزدگی و آشفتگی، mizan_test_en_fa I forgot to take out of the coach that brought me to Whitcross. آن را هم در کالسکه‌ای که مرا به ویت کراس آورد جا گذاشتم. mizan_test_en_fa it was when brought by hunger, exhaustion, and despair almost to the last gasp, بعد، زمانی رسید که از شدت گرسنگی، خستگی، درماندگی و یأس در شرف مرگ بودم؛ mizan_test_en_fa that you, Mr. Rivers, در این موقع بود که شما، آقای ری ورز، mizan_test_en_fa forbade me to perish of want at your door, مانع شدید که از گرسنگی و بینوایی در جلوی در خانه‌تان بمیرم، mizan_test_en_fa and took me under the shelter of your roof. و مرا در زیر سقف محل سکونتتان پناه دادید. mizan_test_en_fa I know all your sisters have done for me since, از تمام محبت‌های خواهرانتان به من از ابتدای ورودم به اینجا تا الان خوب اطلاع دارم، mizan_test_en_fa for I have not been insensible during my seeming torpor, چون در طول مدت آن حالت سستی خواب مانندم بیهوش نبودم، mizan_test_en_fa and I owe to their spontaneous, genuine, genial compassion as large a debt as to your evangelical charity. و همانطور که خودم را خیلی مدیون کار ثواب خداپسندانه شما می‌دانم از محبت‌های قلبی، واقعی و صمیمانه آن‌ها هم بسیار ممنونم. mizan_test_en_fa Don't make her talk any more now, St. John, said Diana, as I paused; در ضمن این که من بعد از ادای کلمات فوق مکث کرده بودم دیانا گفت: دیگر بیشتر از این نگذار حرف بزند، سینت جان، mizan_test_en_fa she is evidently not yet fit for excitement. معلوم است که هنوز نمی‌تواند به هیجان بیاید. mizan_test_en_fa as they would have a pleasure in keeping and cherishing a half frozen bird, some wintry wind might have driven through their casement. مثل این است که یک تندباد زمستانی پرنده نیمه منجمدی را از پنجره به داخل اطاقشان رانده باشد، و آن‌ها از نگهداری و پرورش آن لذت ببرند. mizan_test_en_fa Right, said Mr. St. John, quite coolly. آقای سینت جان با لحن خشکی گفت: بسیار خوب، mizan_test_en_fa If such is your spirit, I promise to aid you, اگر خواسته‌هاتان در این حدست قول می‌دهم به شما کمک کنم mizan_test_en_fa in my own time and way. البته با روش خودم و در موقعی که خودم مناسب بدانم. mizan_test_en_fa I, too, in the grey, small, antique structure, من هم در آن ساختمان خاکستری کوچک قدیمی، mizan_test_en_fa with its low roof, its latticed casements, its mouldering walls, its avenue of aged firs; با سقف کوتاه، پنجره‌های مشبک، دیوارهای گچبری شده و خیابان کاج‌های کهن سال آن جاذبه‌ای حس می‌کردم که هم پر قدرت و هم دیرپا بود؛ mizan_test_en_fa all grown aslant under the stress of mountain winds; درخت‌های کاج همه در اثر فشار بادهای کوهستانی کج روییده بودند؛ mizan_test_en_fa its garden, dark with yew and holly, آ ن خانه از زیادی درختان سرخدار و ارج، تیره به نظر می‌رسید، mizan_test_en_fa and where no flowers but of the hardiest species would bloom. و در آن هیچ گلی جز گل‌های بسیار مقاوم نمی‌رویید. mizan_test_en_fa They clung to the purple moors behind and around their dwelling, به خلنگزارهای ارغوانی پشت محل سکونت خود و اطراف آن، mizan_test_en_fa to the hollow vale into which the pebbly bridle path leading from their gate descended, به آن دره خالی که یک راه باریک شنی از دروازه خانه‌شان شروع و به آن منتهی می‌شد، mizan_test_en_fa and which wound between fern banks first, به این جاده که اول از میان دو حاشیه پوشیده از گیاه سرخس می‌پیچید، mizan_test_en_fa and then amongst a few of the wildest little pasture fields that ever bordered a wilderness of heath, و بعد، از چند مرتع کوچک کاملا متروکی عبور می‌کرد که همیشه محصور در میان خلنگها، mizan_test_en_fa or gave sustenance to a flock of grey moorland sheep, with their little mossy faced lambs:they clung to this scene, و محل مناسبی برای چرای یک گله گوسفند خاکستری خلنگزارها با بره‌های خزه گرفته‌شان بود، mizan_test_en_fa I say, with a perfect enthusiasm of attachment. بله، می‌توانم بگویم، با تمام وجود خود به همه این مناظر علاقه داشتند. mizan_test_en_fa my eye feasted on the outline of swell and sweep, چشمانم از دیدن، پستی و بلندی‌های اطراف خود، mizan_test_en_fa on the wild colouring communicated to ridge and dell by moss, از تماشای رنگ آمیز وحشی پشته و ماهورها و دره‌های کوچک پوشیده از خزه، mizan_test_en_fa by heath bell, by flower sprinkled turf, by brilliant bracken, and mellow granite crag. گل خلنگ، چمن‌های پر گل، سرخستان پر تلألو و آن سنگ خارا دل انگیز محظوظ می‌شد. mizan_test_en_fa The strong blast and the soft breeze, تندباد و نسیم ملایم، mizan_test_en_fa the rough and the halcyon day; روز طوفانی و روز آرام، mizan_test_en_fa the hours of sunrise and sunset; لحظات طلوع و غروب خورشید، mizan_test_en_fa the moonlight and the clouded night, شب مهتابی و شب ابری، mizan_test_en_fa developed for me, in these regions, the same attraction as for them این حوالی برای من به همان اندازه گیرا بود که برای آن‌ها. mizan_test_en_fa the first gush of vivacity and fluency gone, بعد از آن که دیگر حرف بدیع و جالبی نداشتم، mizan_test_en_fa I was fain to sit on a stool at Diana's feet, با رضایت خاطر روی چهار پایه کنار پای دیانا می‌نشستم، mizan_test_en_fa to rest my head on her knee, تا سرم را به زانوی او تکیه بدهم، mizan_test_en_fa and listen alternately to her and Mary, و متناوبا حرف‌های او و مری را بشنوم. mizan_test_en_fa I saw the part of instructress pleased and suited her, معلمی را بسیار خوشایند و برازنده او می‌دانستم، mizan_test_en_fa that of scholar pleased and suited me no less. و من هم در نظر او شاگرد خوشایند و مناسبی بودم؛ شایستگی من به عنوان یک شاگرد، از شایستگی او به عنوان معلم، کم‌تر نبود. mizan_test_en_fa Our natures dovetailed, طبایع ما مثل کام و زبانه با هم سازگار و مکمل یکدیگر بودند، mizan_test_en_fa mutual affection of the strongest kind was the result. در نتیجه، محبت دو سویه‌ای از شدیدترین انواع محبت میان ما پدید آمد. mizan_test_en_fa Mary would sit and watch me by the hour together, مری در تمام مدتی که من نقاشی می‌کردم کنارم می‌نشست، mizan_test_en_fa then she would take lessons; و به کارم چشم می‌دوخت، بعد نزد من به یادگیری نقاشی پرداخت. mizan_test_en_fa and a docile, intelligent, assiduous pupil she made. شاگرد مطیع، باهوش و پشتکارداری بود. mizan_test_en_fa No weather seemed to hinder him in these pastoral excursions: rain or fair, he would, به نظر می‌رسید که هیچ هوایی، هر قدر هم نامناسب بود، او را از این گشت و گذارهای تبلیغی و خیرخواهانه باز نمی‌دارد؛ چه در هوای بارانی و چه در هوای خوب، mizan_test_en_fa when his hours of morning study were over, به محض آن که ساعات مطالعه نیمروزیش تمام می‌شد، mizan_test_en_fa take his hat, and, foll owed by his father's old pointer, Carlo, go out کلاه خود را برمی‌داشت و در حالی که سگ پیر پدرش، کارلو، به دنبالش راه می‌افتاد، mizan_test_en_fa on his mission of love or duty I scarcely know in which light he regarded it. برای مأموریت ابراز محبت یا انجام دادن وظیفه کشیشی دقیقا نمی‌دانستم کدامیک از خانه بیرون می‌رفت. mizan_test_en_fa . He would then say, with a peculiar smile, more solemn than cheerful, او با لبخند خاصی، که بیشتر موقرانه بود تا نشاط انگیز، می‌گفت: mizan_test_en_fa And if I let a gust of wind or a sprinkling of rain turn me aside from these easy tasks, اگر بگذارم شدت وزش باد یا ریزش باران مرا از انجام دادن این کارهای آسان باز دارد تنبل می‌شوم mizan_test_en_fa what preparation would such sloth be for the future I propose to myself? و در آن صورت چطور می‌توانم خودم را برای اجرای برنامه‌های آینده‌ام آماده کنم؟ mizan_test_en_fa Zealous in his ministerial la bours, blameless in his life and habits, با آن که در فعالتیهای کلیسایی خود پرشورو و غیور و در زندگی و عاداتش غیر قابل سرزنش بود، mizan_test_en_fa he yet did not appear to enjoy that mental serenity, با این حال به نظر نمی‌رسید که از آن آرامش فکری و خرسندی خاطر mizan_test_en_fa that inward content, which should be the reward of every sincere Christian and practical philanthropist. که پاداش هر مسیحی مومن و هر فرد فعال و انساندوست است برخوردار باشد. mizan_test_en_fa He expressed once, and but once in my hearing, آن مرد یک بار، یا شاید نزد من یک بار، اظهار داشت که: mizan_test_en_fa a strong sense of the rugged charm of the hills, جاذبه پست و بلندی‌های آن تپه اثر نیرومندی بر من دارد، mizan_test_en_fa and an inborn affection for the dark roof and hoary walls he called his home; و من سقف تیره و دیوارهای بوی ناگرفته جایی که به آن خانه می‌گویند را طبیعتا دوست دارم، mizan_test_en_fa never did he seem to roam the moors for the sake of their soothing silence, به نظر نمی‌رسید که او هیچگاه به خاطر سکوت امن خلنگزارها در میان آن‌ها قدم زده باشد mizan_test_en_fa never seek out or dwell upon the thousand peaceful delights they could yield. یا خوشی‌های آرامش بخش آن‌ها را یافته و از آن‌ها برخوردار شده باشد. mizan_test_en_fa I first got an idea of its calibre when I heard him preach in his own church at Morton. وقتی برای اولین بار موعظه او را در کلیسایش واقع در مورتن شنیدم اولین چیزی بود که توجهم را جلب کرد اهمیت زیاد آن موعظه بود. mizan_test_en_fa an earnestly felt, yet strictly restrained zeal breathed soon in the distinct accents, and prompted the nervous language. طولی نکشید که حس کردم شور و شوقی حاکی از سوز درون که در عین حال شدیدا از بروز آن جلوگیری می‌شود از خلال عبارات موعظه‌اش مشهودست، و گفتار از شوریدگی گوینده حکایت می‌کند. mizan_test_en_fa an absence of consolatory gentleness; stern allusions to Calvinistic doctrines election, predestination, reprobation were frequent; اشارات سختگیرانه به اصول آیین کالوین انتخاب برای نجات، محرومیت از فیض الهی، تقدیر ازلی و فقدان ملایمت تسلی بخش در کلام او فراوان بود؛ mizan_test_en_fa When he had done, instead of feeling better, calmer, more enlightened by his discourse, I experienced an inexpressible sadness; من، بعد از پایان موعظه‌اش به جای آن که حس کنم از سخنان او بهتر، آرام‌تر، آزادتر و روشن‌تر شده‌ام دچار اندوه توصیف ناپذیری شدم mizan_test_en_fa it seemed to me that the eloquence to which I had been listening had sprung from a depth where lay turbid dregs of disappointment به نظر من آن سخنان شیوایی که به آن‌ها گوش سپرده بودم از عمق لای و لجن بدبینی و نومیدی برآمده mizan_test_en_fa where moved troubling impulses of insatiate yearnings and disquieting aspirations. و موجب برانگیختن خواسته‌های نابرآورده آزارنده و آرزوهای پریشان و آشفته شده بود. mizan_test_en_fa I was sure St. John Rivers pure lived, اطمینان داشتم سینت جان ری ورز که پاک زیسته، mizan_test_en_fa conscientious, zealous as he was با وجدان و پرشور و غیور بود mizan_test_en_fa had not yet found that peace of God which passeth all understanding: he had no more found it, هنوز از آرامش الهی که فراتر از هر اندیشه‌ای است برخوردار نیست؛ mizan_test_en_fa I thought, than had I with my concealed and racking regrets for my broken idol and lost elysium فکر کردم او هم مثل من به آن دسترسی نیافته. من، که غم‌های نهفته و آزارنده خود را از دوری بت شکسته و گمشده‌ام را در قلب خود حس می‌کردم، mizan_test_en_fa regrets to which I have latterly avoided referring, در این اواخر از اندیشیدن درباره آن‌ها اجتناب کرده بودم mizan_test_en_fa but which possessed me and tyrannised over me ruthlessly. هرچند آن‌ها بیرحمانه مرا در چنگال خود گرفته بر من تسلط داشتند. mizan_test_en_fa Diana and Mary were soon to leave Moor House, قرار بود دیانا و مری به زودی مورهاوس را ترک بگویند mizan_test_en_fa and return to the far different life and scene which awaited them, و برای یک زندگی کاملا متفاوت و محلی که در انتظار آن‌ها بود بروند. mizan_test_en_fa as governesses in a large, fashionable, south of England city, بنا بود به عنوان معلم به یکی از شهرهای بزرگ و مدرن جنوب انگلستان عزیمت کنند. mizan_test_en_fa where each held a situation in families در آن شهر هر کدام از آنها به میان خانواده‌های پولداری راه می‌یافتند mizan_test_en_fa by whose wealthy and haughty members they were regarded only as humble dependants, که افراد ثروتمند و مبتکر آن‌ها آن دو دختر را صرفا نانخورهای وابسته حقیری به حساب می‌آوردند mizan_test_en_fa and who neither knew nor sought out their innate excellences, و با هیچیک از فضایل ذاتی و هنرهای آن‌ها نه آشنا بودند و نه درصدد کسب آن‌ها برمی‌آمدند؛ mizan_test_en_fa and appreciated only their acquired accomplishments as they appreciated the skill of their cook or the taste of their waiting woman. همانطور که مهارت آشپز یا سلیقه ندیمه‌های خود را تحسین می‌کردند معلومات آن‌ها را می‌ستودند. mizan_test_en_fa One morning, being left alone with him a few minutes in the parlour, یک روز صبح که چند دقیقه‌ای در اطاق نشیمن با او تنها شده بودم mizan_test_en_fa I ventured to approach the window recess به خود جرأت دادم و به شاه نشین اطاق، mizan_test_en_fa which his table, chair, and desk consecrated as a kind of study که میز غذاخوری، صندلی و میز تحریرش در آنجا کنار هم چیده شده و منزله اطاق کارش بود، نزدیک شدم. mizan_test_en_fa a restless movement or two, and an eager and exacting glance fastened on his face, یکی دو حرکت از روی بیتابی، یک نگاه مشتاق و منتظر که به صورتش انداخته بودم mizan_test_en_fa conveyed the feeling to him as effectually as words could have done, and with less trouble. احساس درونم را به او فهماند؛ این هم می‌توانست تأثیر کلمات را داشته باشد و هم زحمت او کم‌تر بود. mizan_test_en_fa Before I explain, recall, قبل از این که به توضیح مطلب بپردازم mizan_test_en_fa if you please, my notice, clearly given, that if I helped you, لطفا در نظر داشته باشید که اظهار نظر صریح من، با فرض این که بخواهم به شما کمک کنم، mizan_test_en_fa it must be as the blind man would help the lame. مثل این است که یک آدم کور بخواهد به یک شخص گنگ کمک کند. mizan_test_en_fa I find that, می‌دانم، mizan_test_en_fa when I have paid my father's debts, پس از پرداخت قروض پدرم، mizan_test_en_fa all the patrimony remaining to me will be تمام ارثی که برایم می‌ماند عبارت خواهد بود mizan_test_en_fa this crumbling grange, the row of scathed firs behind, از این خانه کوچک ییلاقی، یک ردیف کاج خشک و آفت زده پشت آن، mizan_test_en_fa and the patch of moorish soil, with the yew trees and holly bushes in front. یک قطعه زمین در خاک خلنگزار که در جلویش درخت‌های سرخدار و بوته‌های راج روییده. mizan_test_en_fa Yes, and deems, and is bound to deem, بله، حکم سرنوشت را می‌پذیرد، ناگزیرست بپذیرد mizan_test_en_fa himself honoured by the lot, and aspires but after the day when the cross of separation from fleshly ties shall be laid on his shoulders, و فقط به روزی امیدوار باشد که صلیب گسستن از پیوندهای مادی بر شانه‌هایش گذاشته شود mizan_test_en_fa and when the Head of that church militant of و رئیس قاطبه مسحیان جهان، که او mizan_test_en_fa whose humblest members he is one, shall give the word, Rise, follow Me!' یکی از کوچک‌ترین افراد آن است به او دستور بدهد: برخیز و به دنبال من بیا! mizan_test_en_fa St. John said these words as he pronounced his سینت جان این کلمات را طوری ادا می‌کرد که گفتی، mizan_test_en_fa with a quiet, deep voice; with an unflushed cheek, and a coruscating radiance of glance. با صدای آرام و بم، با گونه‌ای بدون افروختگی و نگاهی روشن و درخشان، دارد موعظه می‌کند. mizan_test_en_fa I hold that the more arid and unreclaimed the soil where the Christian labourer's task of tillage is appointed him به عقیده من در آنجا که برای یک زحمتکش مسیحی کار کشاورزی معین شده هر چه زمین خشک و خاک احیاء نشده‌تر باشد mizan_test_en_fa the scantier the meed his toil brings the higher the honour. هرقدر در برابر زحمت خود پاداش کم‌تری دریافت کند شرافت او بیشتر خواهد بود. mizan_test_en_fa indeed, he seemed leisurely to read my face, در واقع، به نظر می‌رسید که از خواندن قیافه من احساس رضایت بخشی به او دست می‌دهد mizan_test_en_fa as if its features and lines were characters on a page. مثل این بود که خطوط و ویژگی‌های چهره من برای او در حکم خطوط یک صفحه کتاب است. mizan_test_en_fa her house is already furnished, very simply, but sufficiently, by the kindness of a lady, Miss Oliver; the only daughter of the sole rich man in my parish دوشیزه الیور، یگانه دختر تنها مرد ثروتمند قلمرو کشیش من، قبلا آن دو اطاق را با اثاثی ساده اما کافی مبله کرده. mizan_test_en_fa Mr. Oliver, the proprietor of a needle factory and iron foundry in the valley. پدر این دختر، آقای الیور صاحب یک کارخانه سوزن سازی و یک آهن ریزی در دره مورتن است. mizan_test_en_fa The same lady pays for the education and clothing of an orphan from the workhouse, همین خانم هزینه تحصیل و لباس یکی از دخترهای یتیم کارخانه را می‌پردازد mizan_test_en_fa on condition that she shall aid the mistress in such menial offices connected with her own house and the school as her occupation و مشروط به این که آن دختر مثل یک مستخدم کارهای مربوط به آن دو اطاق و امور نظافت مدرسه را انجام بدهد mizan_test_en_fa of teaching will prevent her having time to discharge in person. چون کار تدریس معلم مدرسه وقتی برای او باقی نمی‌گذارد که شخصا به این قبیل کارها بپردازد. mizan_test_en_fa he seemed half to expect an indignant, or at least a disdainful rejection of the offer: ظاهرا تا حدی انتظار رنجیدگی من یا دست کم انتظار جواب رد اهانت آمیز احتمالی من به پیشنهاد خود را داشت mizan_test_en_fa not knowing all my thoughts and feelings, چون به تمام افکار و تمایلات من واقف نبود و mizan_test_en_fa though guessing some, با این که چیزهایی حدس می‌زد mizan_test_en_fa he could not tell in what light the lot would appear to me. نمی‌توانست بفهمد عکس العمل من در برابر آن پیشنهاد چه خواهد بود. mizan_test_en_fa the fear of servitude with strangers entered my soul like iron: ترس از بردگی بیگانگان با صلابت تمام در روحم رخنه کرد؛ mizan_test_en_fa it was not ignoble not unworthy not mentally degrading, این کار، هر چه بود، پست و بی ارزش نبود و باعث احساس خفت روحی نمی‌شد. mizan_test_en_fa I am sure you cannot long be content to pass your leisure in solitude, من اطمینان دارم شما از گذراندن اوقات فراغتتان در تنهایی برای مدت طولانی، mizan_test_en_fa and to devote your working hours to a monotonous labour wholly void of stimulus: و همینطور از این که کارتان یک زحمت یکنواخت و کلا خالی از انگیزه باشد راضی نخواهید بود. mizan_test_en_fa I, who preached contentment with a humble lot, من، که تن در دادن به سرنوشت فقیرانه را موعظه می‌کردم، mizan_test_en_fa and justified the vocation even of hewers of wood and drawers of water in God's service و حتی صاحبان مشاغلی از قبیل چوب بری و آب کشی را خادمان خداوند می‌دانستم؛ mizan_test_en_fa He will sacrifice all to his long framed resolves, she said: natural affection and feelings more potent still. دیانا گفت: سینت جان همه چیز را فدای تصمیمات از پیش گرفته شده‌اش خواهد کرد با این حال محبت و احساسات طبیعی در او قدرت بیشتری دارند. mizan_test_en_fa At that moment a little accident supervened, which seemed decreed by fate purposely to prove the truth of the adage, در همان لحظه واقعه کوچکی پیش آمد که ظاهرا دست سرنوشت رقم زده بود تا صحت این ضرب المثل معروف را بار دیگر به اثبات برساند mizan_test_en_fa that letter informs us that he has bequeathed every penny to the other relation, حالا در این نامه نوشته شده که او تمام ثروتش را برای آن خویشاوند دیگرش، که اشاره کردم، mizan_test_en_fa with the exception of thirty guineas, to be divided between St. John, به ارث گذاشته و فقط سی سکه طلا از ثروتش را جدا کرده که میان سینت جان، mizan_test_en_fa Diana, and Mary Rivers, for the purchase of three mourning rings. دیانا و مری ری ورز قسمت کنند تا هر کدام برای خود یک حلقه سوگواری بخرد. mizan_test_en_fa This explanation given, the subject was dropped, and no further reference made to it by either Mr. Rivers or his sisters. بعد از آن که این توضیح داده شد موضوع از سر زبانشان افتاد و هیچکدام از آن‌ها، نه آقای ری ورز و نه خواهرانش، دیگر اشاره‌ای به آن نکردند. mizan_test_en_fa In a week, Mr. Rivers and Hannah repaired to the parsonage: آقای ری ورز و هنا هم ظرف یک هفته بعد به محل اقامت کشیش رفتند، mizan_test_en_fa and so the old grange was abandoned. و به این ترتیب آن خانه کوچک قدیمی‌از سکنه خالی شد. mizan_test_en_fa containing four painted chairs and a table, a clock, a cupboard, اثاث این اطاق عبارتند از چهار صندلی و یک میز رنگ شده، ساعت دیواری، mizan_test_en_fa with two or three plates and dishes, and a set of tea things in delf. قفسه ظروف شامل دو بشقاب و کاسه و یک دست وسایل چایخوری از جنس سفال لعابدار. mizan_test_en_fa with a deal bedstead and chest of drawers; small, و این تجهیزات در آن به چشم می‌خورد: میزی از چوب کاج و یک گنجه کشودار؛ mizan_test_en_fa yet too large to be filled with my scanty wardrobe: هرچند گنجه کوچکی است با این حال آنقدر گنجایش دارد که لباس‌های اندک خود را در آن بگذارم. mizan_test_en_fa Some of them are unmannered, rough, intractable, بعضی از آن‌ها علاوه بر جاهل و بیسواد بودن بی تربیت، mizan_test_en_fa as well as ignorant; but others are docile, have a wish to learn, ستیزه جو و سرکشاند اما بقیه رام و سر به راهاند و به درس علاقه دارند. mizan_test_en_fa yet it will, doubtless, if I regulate my mind, and exert my powers as I ought, yield me enough to live on from day to day. با این حال، بدون شک، این کار برای گذراندن زندگی روزمره‌ام کافی خواهد بود مشروط بر این که به افکارم نظم بدهم و نیروهای خود را بدانگونه که لازم است به کار گیرم. mizan_test_en_fa let me not hate and despise myself too much for these feelings; نباید برای داشتن این احساسات از خودم خیلی بدم بیاید و منزجر باشم؛ mizan_test_en_fa I know them to be wrong that is a great step gained; با خطاها و نقایص آن‌ها آشنا شده‌ام و این خود گام بزرگی است که برداشته‌ام. mizan_test_en_fa Yes; I feel now that I was right when I adhered to principle and law, بله، اکنون حس می‌کنم در آن موقع که به اصول اخلاقی و قانونی تمسک می‌جستم و mizan_test_en_fa and scorned and crushed the insane promptings of a frenzied moment. اشارات غیر معقول دعوت به عمل جنون آمیزی برای یک لحظه را نادیده انگاشته محکوم می‌کردم کاملا حق با من بود. mizan_test_en_fa For the doom which had reft me from adhesion to my master: for him I was no more to see; به دلیل سرنوشتی که مرا از اربابم که دیگر قرار نبود او را ببینم به زور جدا کرد، mizan_test_en_fa for the desperate grief and fatal fury consequences of my departure which might now, perhaps, be dragging him from the path of right, too far to leave hope of ultimate restoration thither. به دلیل اندوه ناامیدانه و خشم مهلک: پیامدهای آن جدایی که حالا می‌تواند احتمالا او را از راه راست منحرف کند، آری به این دلایل هیچگونه امیدی نداشتم که عاقبت نزد او باز گردم. mizan_test_en_fa I say lonely, for in that bend of it visible to me there was no building apparent save the church and the parsonage, می‌گویم خلوت چون در آن قسمت از دره که در چشم انداز من بود هیچ ساختمانی دیده نمی‌شد جز کلیسا و خانه کشیش، mizan_test_en_fa half hid in trees, and, quite at the extremity, the roof of Vale Hall, where the rich که نصف آن را هم درختان از نظر پوشانده بودند، و در منتهی الیه دور دست آن فقط سقف ویل هال، mizan_test_en_fa Mr. Oliver and his daughter lived. محل سکونت آقای الیور ثروتمند و دخترش، دیده می‌شد. mizan_test_en_fa when our energies seem to demand a sustenance they cannot get وقتی به نظر می‌رسد قوایمان به غذایی احتیاج دارند که نمی‌توانند تأمین کنند، mizan_test_en_fa when our will strains after a path we may not follow و این در صورتی است که اراده ما از پیمودن یک راه دشوار عاجز مانده باشد mizan_test_en_fa we need neither starve from inanition, nor stand still in despair: ، در این گونه مواقع نه لزوما از بی غذایی خواهیم مرد و نه لازم است با ناامیدی سرجایمان بیحرکت بمانیم mizan_test_en_fa we have but to seek another nourishment for the mind, بلکه باید درصدد جست وجوی غذای گرم دیگری برای روحمان برآییم که mizan_test_en_fa as strong as the forbidden food it longed to taste به همان اندازه غذای ممنوعی که آرزوی چشیدن آن را دارد، نیروبخش باشد: mizan_test_en_fa and perhaps purer; و یا شاید اطمینان بخش‌تر از آن mizan_test_en_fa to hew out for the adventurous foot a road as direct and broad as the one Fortune has blocked up against us, همین طور با گام‌هایی مخاطره جو راهی را در پیش بگیریم درست مانند راهی که تقدیر بر رویمان بسته سر راست، mizan_test_en_fa if rougher than it. و پهناور اگرچه ممکن است ناهموارتر باشد. mizan_test_en_fa I burnt for the more active life of the world برای زندگی پرتلاش‌تری در این دنیا، mizan_test_en_fa for the more exciting toils of a literary career, برای زحمات هیجان انگیزتر یک حرفه واقعی، mizan_test_en_fa for the destiny of an artist, author, orator; anything rather than that of a priest: برای داشتن شغل یک هنرمند، نویسنده، خطیب، خلاصه برای شغلی غیر از کشیشی دلم پر می‌زد، mizan_test_en_fa yes, the heart of a politician, of a soldier, of a votary of glory, a lover of renown, a luster after power, beat under my curate's surplice. بله، قلب یک هواخواه قدرت در زیر ردای کشیشی‌ام معاون کشیش بخش بودم می‌تپید. mizan_test_en_fa my powers heard a call from heaven to rise, gather their full strength, spread their wings, در قلبم یک ندای ملکوتی شنیدم که می‌گفت: برخیز، قوای درونی خود را متحد ساز، بالهاشان را آماده پرواز کن mizan_test_en_fa and mount beyond ken. و تا آنجا که چشم کار می‌کند بالا برو. mizan_test_en_fa God had an errand for me; to bear which afar , to deliver it well, skill and strength, courage and eloquence, the best qualifications of soldier, statesman, and orator, بله، خداوند به من فرمانی داده بود که برای به انجام رسانیدن و حسن اجرای آن، مهارت و قدرت، جرأت و فصاحت، بهترین صفات سرباز، دولتمرد و خطیب، mizan_test_en_fa were all needed: for these all centre in the good missionary. همه این‌ها لازم بود و همه این‌ها در مأموریت شایسته تبلیغ کلام خداوند میسیون جمع بود. mizan_test_en_fa the fetters dissolved and dropped from every faculty, leaving nothing of bondage but its galling soreness which time only can heal. غل و زنجیرهایی که قوای روحیم را به بند کشیده بودند پاره شدند و افتادند، و از آن اسارت چیزی باقی نماند جز زخم جای آن‌ها که البته گذشت زمان می‌تواند آن‌ها را التیام ببخشد. mizan_test_en_fa Though Mr. Rivers had started at the first of those musical accents, اگرچه آقای ری ورز با شنیدن اولین کلمات آن صدای موسیقی مانند، mizan_test_en_fa as if a thunderbolt had split a cloud over his head, مثل این که در بالای سرش تندر به یک قطع ابر برخورده باشد یکه خورد، mizan_test_en_fa he stood yet, at the close of the sentence, in the same attitude in which the speaker had surprised him, با این حال به همان وضعی بود که صدای آن گوینده ناخوانده او را متعجب ساخته بود یعنی، mizan_test_en_fa his arm resting on the gate, his face directed towards the west. همانطور دست خود را به دروازه تکیه داده و صورتش به طرف مغرب بود: mizan_test_en_fa when, after bending to caress Carlo, it lifted up its head, وقتی، پس از آن که برای نوازش کارلو خم شده بود، سر خود را بالا آورد، mizan_test_en_fa and threw back a long veil, there bloomed under his glance a face of perfect beauty. و روسری بلند خود را عقب زد چهره یک زیبای کامل در برابر چشمان آن مرد ظاهر شد. mizan_test_en_fa as sweet features as ever the temperate clime of Albion moulded; فقط می‌گویم لطف چهره‌هایی که پرورده همیشگی اقلیم انگلستاناند، mizan_test_en_fa as pure hues of rose and lily as ever her humid gales and vapoury skies generated and screened, justified, in this instance, the term. و خلوص رنگ‌های گل سرخ و سوسن که حاصل همیشگی تندبادهای باران زا و هوای مه آلود این سرزمیناند تعریف گویایی برای چنین نمونه‌ای است. mizan_test_en_fa the pencilled brow which gives such clearness; the white smooth forehead, which adds such repose to the livelier beauties of tint and ray; ابروی مداد کشیده بسیار شفاف، پیشانی صاف سفید که بر تناسب زیبائی‌های رنگ و نور می‌افزود؛ mizan_test_en_fa the cheek oval, fresh, and smooth; the lips, fresh too, ruddy, healthy, sweetly formed; صورت بیضوی صاف و روشن، لب‌ها با طراوت، گلگون، سالم و خوش ترکیب؛ mizan_test_en_fa the even and gleaming teeth without flaw; the small dimpled chin; دندان‌های جفت و براق و بدون لکه؛ چانه کوچک کمی‌تو رفته؛ mizan_test_en_fa the ornament of rich, plenteous tresses all advantages, آرایه‌ای از گیسوان فراوان و پرپشت کوتاه سخن، تمام این محسنات، mizan_test_en_fa in short, which,combined, realise the ideal of beauty, were fully hers. بر روی هم، زیبایی کمال مطلوبی را جلوه‌گر می‌ساختند که کاملا به او تعلق داشت. mizan_test_en_fa Nature had surely formed her in a partial mood; طبیعت مسلما در خلقت او عدالت را مراعات نکرده، mizan_test_en_fa and, forgetting her usual stinted stepmother dole of gifts, و از یاد برده بود که چون یک نامادری تنگ نظرست بایست به او سهم معمولیش از مواهب را بخشیده باشد، mizan_test_en_fa had endowed this, her darling, with a grand dame's bounty. اما برعکس مثل مادربزرگ بهترین هدایای خود را به این نور چشمی‌اش داده بود. mizan_test_en_fa He had already withdrawn his eye from the Peri, در این موقع آن مرد چشمان خود را از چهره آن پری برداشته بود، mizan_test_en_fa and was looking at a humble tuft of daisies which grew by the wicket. و داشت به یک دسته گل داودی خودروی کنار در فرعی نگاه می‌کرد. mizan_test_en_fa A lovely evening, but late for you to be out alone, غروب خوبی است اما برای شما دیروقت است که در این موقع تنها بیرون از منزل باشید. mizan_test_en_fa he said, as he crushed the snowy heads of the closed flowers with his foot. همچنان که با پای خود برف‌ها را از روی آن گل‌ها کنار می‌زد گفت mizan_test_en_fa Do you think you shall like Morton? فکر می‌کنید از مورتن خوشتان بیاید؟ mizan_test_en_fa she asked of me, with a direct and naive simplicity of tone and manner, pleasing, if child like. با نوعی سادگی صریح و طبیعی در لحن کلام و طرز بیان، هر چند کودکانه اما خوشایند، از من پرسید. mizan_test_en_fa Flushed and kindled thus, با آن چهره برافروخته و چشمان شفاف تقریبا به همان اندازه به عنوان mizan_test_en_fa he looked nearly as beautiful for a man as she for a woman. یک مرد، زیبا به نظر می‌رسید که آن دختر به عنوان یک زن، زیبا بود. mizan_test_en_fa once subsided, I found some of these heavy looking, gaping rustics wake up into sharp witted girls enough. بعد متوجه شدم که آن روستائیان با نگاه‌های خیره و دهان‌های از حیرت بازمانده‌شان از آن حالت سستی خواب مانند بیدار شده‌اند و نشان می‌دهند که دختران باهوشی هستند. mizan_test_en_fa discovered amongst them not a few examples of natural politeness, متوجه شدم شاگردان طبیعتا با ادب، ذاتا دارای مناعت طبع، mizan_test_en_fa and innate self respect, as well as of excellent capacity, و دارندگان استعدادهای عالی در میان آن‌ها کم نیستند، mizan_test_en_fa that won both my goodwill and my admiration. و همین امر باعث شد بر تلاش‌های خود بیفزایم و آن‌ها را بیشتر تشویق کنم. mizan_test_en_fa These soon took a pleasure in doing their work well, طولی نکشید که این عوامل باعث شد که از حسن اجرای تکالیف، mizan_test_en_fa in keeping their persons neat, حفظ نظافت، mizan_test_en_fa in learning their tasks regularly, in acquiring quiet and orderly manners. فراگیری همیشگی آداب شاگردی خود و آشنایی با طرز رفتار آرام و منظم من لذت ببرند. mizan_test_en_fa There was an enjoyment in accepting their simple kindness, از پذیرفتم محبت‌های ساده آن‌ها، mizan_test_en_fa and in repaying it by a consideration a scrupulous regard to their feelings, و از تلافی آن محبت‌ها با احترام گذاشتن بیشتر به احساساتشان لذت می‌بردم. mizan_test_en_fa to which they were not, perhaps, at all times accustomed, به این احترامی‌که همیشه به آن‌ها ابراز می‌داشتم عادت نداشتند. mizan_test_en_fa and which both charmed and benefited them; احترام گذاشتن من به آن‌ها هم آن‌ها را به طرفم جذب می‌کرد و هم به سود خودشان بود mizan_test_en_fa To live amidst general regard, زندگی کردن در میان توجه و احترام عمومی، mizan_test_en_fa though it be but the regard of working people, is like sitting in sunshine, calm and sweet; هر چند این توجه و احترام از طرف طبقه زحمتکش باشد، مثل آرام و دلشاد نشستن در آفتاب، mizan_test_en_fa serene inward feelings bud and bloom under the ray. و مثل غنچه‌ها و شکوفه‌هایی است که در پرتو نور آفتاب، روشنی و صفا یافته‌اند، و مثل غنچه‌ها و شکوفه‌هایی است که در پرتو نور آفتاب، روشنی و صفا یافته‌اند. mizan_test_en_fa in the midst of this calm, this useful existence after a day passed in honourable exertion amongst my scholars, در عین این آرامش و این زندگی ثمربخش پس از یک روز کار و تلاش شرافتمندانه در میان شاگردانم، mizan_test_en_fa an evening spent in drawing or reading contentedly alone, و گذراندن ساعات عصر و اوایل شب با نقاشی یا مطالعه که آن را با رضایت و به تنهایی انجام می‌دادم، mizan_test_en_fa I used to rush into strange dreams at night: به محض این که به خواب می‌رفتم رویاهای عجیب و غریب به سراغم می‌آمدند. mizan_test_en_fa dreams many coloured, agitated, full of the ideal, the stirring, the stormy, رویاهایی با رنگ‌های گوناگون، آشفته، مشحون از تصورات موهوم، هیجان زا و تشنج آور، mizan_test_en_fa dreams where, amidst unusual scenes, charged with adventure, with agitating risk and romantic chance, رویاهایی که ضمن آن‌ها، در میان صحنه‌های غیر عادی، پرحادثه، پرمخاطره، برآشوبنده و رویدادهای خیال انگیز، mizan_test_en_fa I still again and again met Mr. Rochester, always at some exciting crisis; هنوز مکررا با آقای راچستر، همیشه در نوعی حالت بحرانی، ملاقات می‌کردم؛ mizan_test_en_fa then the sense of being in his arms, بعد صحنه‌های در آغوش او بودن، mizan_test_en_fa hearing his voice, شنیدن صدای او، mizan_test_en_fa meeting his eye, نگاه کردن به چشم‌هایش، mizan_test_en_fa touching his hand and cheek, دست زدن به دست‌ها و صورتش، mizan_test_en_fa loving him, being loved by him به او عشق ورزیدن، عشق ورزیدن او با من mizan_test_en_fa By nine o'clock the next morning I was punctually opening the school; tranquil, settled, prepared for the steady duties of the day. در ساعت نه صبح روز بعد، در حالی که آرام، مرتب و آماده برای اجرای وظایف ساده روزانه شده بودم، مدرسه را درست سر وقت باز می‌کردم. mizan_test_en_fa She would canter up to the door on her pony, followed by a mounted livery servant. در حالی که سوار اسب کوچک خود بود و مستخدمی ملبس به لباس مخصوص صنف خود سواره به دنبال او حرکت می‌کرد آرام آرام وارد مدرسه می‌شد. mizan_test_en_fa Anything more exquisite than her appearance, ظاهر دلپذیری داشت: mizan_test_en_fa in her purple habit, with her Amazon's cap of black velvet placed gracefully above the long curls that kissed her cheek, لباس ارغوانی و کلاه آمازونی از جنس مخمل مشکی که با شکوه تمام روی گیسوان بلندش قرار داشت؛ گیسوانش از گونه‌های او گذشته، mizan_test_en_fa and floated to her shoulders, can scarcely be imagined: به صورت لغزان و متموجی روی شانه‌هایش ریخته بود. mizan_test_en_fa when he was looking quite away from the door, در آن لحظه هیچ چیز به زیبایی او متصور نبود. وقتی نگاهش متوجه نقطه‌ای کاملا دور از مدرسه بود، ب mizan_test_en_fa if she appeared at it, his cheek would glow, and his marble seeming features, ه محض ظاهر شدن او رنگش سرخ می‌شد و خطوط چهره چون سنگش، mizan_test_en_fa though they refused to relax, changed indescribably, که یک لحظه در حال سکون نبودند، به نحو غیر قابل توصیفی تغییر می‌یافتند mizan_test_en_fa In spite of his Christian stoicism, با آن که مرد پرهیزکاری بود، mizan_test_en_fa when she went up and addressed him, وقتی آن دختر نزد او می‌آمد، mizan_test_en_fa and smiled gaily, encouragingly, even fondly in his face, و او را طرف خطاب قرار می‌داد با شادی تحریک آمیزی به او حتی مشتاقانه به چهره‌اش لبخند می‌زد، mizan_test_en_fa she would withdraw her hand hastily from his, دست خود را با شتاب از دست او بیرون می‌آورد، mizan_test_en_fa and turn in transient petulance from his aspect, at once so heroic and so martyr like. با رنجش گذرایی صورت خود را از صورت او که در آن موقع خیلی شبیه یک قهرمان یا شهید بود، برمی‌گرفت. mizan_test_en_fa St. John, no doubt, would have given the world to follow, recall, retain her, when she thus left him; وقتی آن دختر به این صورت سینت جان را ترک می‌گفت سینت جان حاضر بود تمام دنیا را بدهد تا بتواند به دنبال او برود، او را دوباره صدا بزند و نزد خود نگهدارد. mizan_test_en_fa he would not give one chance of heaven, nor relinquish, حاضر نبود این تنها اقبالی را که از ملکوت آسمانها به او داده شده بود از دست بدهد و mizan_test_en_fa for the elysium of her love, one hope of the true, eternal Paradise. به خاطر بهشت افسانه‌ای عشق آن دختر از امید به بهشت حقیقی و جاودان چشم بپوشد. mizan_test_en_fa I learnt so much from himself in an inroad I once, یک بار، با این که می‌دانستم آدم توداری است، mizan_test_en_fa despite his reserve, had the daring to make on his confidence. با یک حمله ناگهانی به او توانستم اعتمادش را جلب کنم، و خیلی از چیزها را از زبانش بفهمم. mizan_test_en_fa except that, for a child whom we have watched over and taught, با این تفاوت که محبت ما نسبت به کودکی که از او مراقبت کرده و به او درس یاد داده‌ایم، mizan_test_en_fa a closer affection is engendered than we can give an equally attractive adult acquaintance. صمیمانه‌تر از محبت ما نسبت به دوست بزرگسالی است که برایمان جذابیت دارد. mizan_test_en_fa She said I was like Mr. Rivers, only, certainly, she allowed, not one tenth so handsome, می‌گفت: شما مثل آقای ری ورز هستید اما یک دهم او هم زیبا نیستید، mizan_test_en_fa though I was a nice neat little soul enough, but he was an angel. هر چند شما شخص ریزه جثه پاکیزه مقبولی هستید اما او فرشته است. mizan_test_en_fa One evening, while, with her usual child like activity, and thoughtless yet not offensive inquisitiveness, she was rummaging the cupboard and the table drawer of my little kitchen, با آن کارهای ساده کودکانه، بیفکری، کنجکاوی و فضولی بیضررش، یک روز عصر همچنان که محتویات قفسه ظروف و کشوی میز آشپزخانه کوچکم را زیرورو می‌کرد mizan_test_en_fa she discovered first two French books, a volume of Schiller, a German grammar and dictionary,and then my drawing materials and some sketches, اول دو کتاب فرانسه، یک جلد از آثار شیللر، یک جلد کتاب دستور زبان و یک واژه نامه آلمانی و بعد وسایل نقاشی و چند تا از طرح‌هایم را پیدا کرد. mizan_test_en_fa including a pencil head of a pretty little cherub like girl, one of my scholars, این طرح‌ها عبارت بودند از: کار مدادی سر یک دختر کوچک قشنگ که یکی از شاگردانم بود، mizan_test_en_fa and sundry views from nature, taken in the Vale of Morton and on the surrounding moors. چند منظره طبیعی که از دره مورتن و خلنگزارهای اطراف آن نقاشی کرده بودم. mizan_test_en_fa he expressed in strong terms his approbation of what I had done in Morton school, با عباراتی صریح و محکم رضایت و تأیید خود را از فعالیت‌های من در مدرسه مورتن ابراز داشت، mizan_test_en_fa and said he only feared, و گفت بنابر آنچه دیده و شنیده، mizan_test_en_fa from what he saw and heard, I was too good for the place, بیم آن دارد که من برای آن محل خیلی زیاد باشم، mizan_test_en_fa and would soon quit it for one more suitable. و به زودی کار مناسب‌تری پیدا کنم و از آنجا بروم. mizan_test_en_fa I know poetry is not dead, nor genius lost; nor has Mammon gained power over either, to bind or slay: می‌دانم که نه شعر، مرده، نه نبوغ، از بین رفته و نه ممونا بر هیچیک از آن‌ها تسلط یافته تا آن‌ها را محدود کند یا از میان بردارد؛ mizan_test_en_fa No; they not only live, نه؛ نه تنها زنده خواهند ماند، mizan_test_en_fa but reign and redeem: and without their divine influence spread everywhere, you would be in hell, بلکه سلطه خواهند یافت و مایه نجات خواهند شد؛ اگر تأثیر ملکوتی آن‌ها در همه جا گسترده نباشد انسان در دوزخ خواهد بود، mizan_test_en_fa the hell of your own meanness. دوزخ فرومایگی و پستی خود. mizan_test_en_fa With all his firmness and self control, thought I, با خود گفتم: او با تمام قدرت و ضبط نفس، mizan_test_en_fa he tasks himself too far: locks every feeling and pang within expresses, confesses, imparts nothing. خود را در فشار قرار داده سعی می‌کند هرگونه احساس یا هیجان را در درون خود خفه کند نه توضیح می‌دهد، نه اعتراف می‌کند و نه چیزی بر زبان می‌آورد. mizan_test_en_fa to reward you for the accurate guess, به عنوان پاداش حدس صحیحتان، mizan_test_en_fa I will promise to paint you a careful and faithful duplicate of this very picture, به شما قول می‌دهم نسخه دقیق و کاملا مطابق با اصلی از همین تصویر به شما بدهم، mizan_test_en_fa provided you admit that the gift would be acceptable to you. به شرط این که قول بدهید که آن را خواهید پذیرفت؛ mizan_test_en_fa It seemed to me that, should he become the possessor of Mr. Oliver's large fortune, به نظرم رسید که اگر او مالک ثروت کلان آقای الیور بشود، mizan_test_en_fa he might do as much good with it as if he went and laid his genius out to wither, and his strength to waste, under a tropical sun. با آن می‌تواند کارهای خیلی بیشتر و بهتری انجام دهد تا این که استعداد و توان خود را در زیر آفتاب سوزان مناطق حاره به هدر دهد و نابود کند. mizan_test_en_fa I saw even that to be thus frankly addressed on a subject he had deemed unapproachable, حتی متوجه شدم که بدین گونه با صراحت مخاطب قرار دادن او راجع به موضوعی که آن را غیر قابل طرح می‌دانسته، mizan_test_en_fa to hear it thus freely handled, شنیدن این که چنین آزادانه درباره آن حرف زده می‌شود، mizan_test_en_fa was beginning to be felt by him as a new pleasure an unhoped for relief. آغاز مرحله‌ای خواهد بود که او کم کم لذتی جدید، یعنی نجاتی که اصلا امیدی به آن نداشته است، را تجربه کند. mizan_test_en_fa where is the use of going on, I asked, گفتم: ادامه دادن من چه فایده‌ای دارد، mizan_test_en_fa when you are probably preparing some iron blow of contradiction, در صورتی که شما احتمالا دارید برای وارد آوردن ضربه آهنین مخالفت، mizan_test_en_fa or forging a fresh chain to fetter your heart? یا افزودن زنجیر تازه‌ای بر رشته زنجیرهایی که قلبتان را اسیر کرده، خودتان را آماده می‌کنید؟ mizan_test_en_fa human love rising like a freshly opened fountain in my mind , عشق انسانی مثل آب چشمه تازه جوشانی در روح من فوران می‌کند، mizan_test_en_fa and overflowing with sweet inundation all the field I have so carefully and with such labour prepared و سیل آسا بر سراسر مزرعه دلم جاری می‌شود، این مزرع را چقدر دقیق و با چه تقلایی آماده کرده بودم mizan_test_en_fa so assiduously sown with the seeds of good intentions, of self denying plans. And now it is deluged with a nectarous flood, با چه پشتکاری بذرهای حس نیت و تصمیم به ترک لذت نفس را در آن پوشانده بودم و مجسم کنید که سیل شهدآمیزی این مزرع را پوشانده، mizan_test_en_fa the young germs swamped delicious poison cankering them: جوانه در باتلاق فرو رفته و زهر لذیذی آن‌ها را خورده و فاسد کرده: mizan_test_en_fa It is strange, pursued he, به حرف‌های خود ادامه داد: عجیب است، mizan_test_en_fa that while I love Rosamond Oliver so wildly with all the intensity, در حالی که رزاموند الیور را اینقدر با شدت در واقع با تمام شدت عشق نخستین، mizan_test_en_fa indeed, of a first passion, the object of which is exquisitely beautiful, graceful, fascinating, آن عشق بسیار زیبا، باشکوه و پرجاذبه دوست دارم، mizan_test_en_fa I experience at the same time a calm, unwarped consciousness that she would not make me a good wife; that she is not the partner suited to me; اما در همین حال صدای آرام و استوار وجدان را می‌شنوم که به من می‌گوید آن زن برای تو همسر خوبی نخواهد شد و زوج مناسب تو نیست. mizan_test_en_fa I should discover this within a year after marriage; من طی یک سال اول ازدواجم به این مطلب پی خواهم برد، mizan_test_en_fa and that to twelve months' rapture would succeed a lifetime of regret. و خواهم فهمید که بعد از دوازده ماه شور و لذت، یک عمر پشیمانی و غم خواهد بود. mizan_test_en_fa This I know. به سخنان خود ادامه داد: در همان حالی که چیزی در درون من به شدت تحت تأثیر دلربائیهای اوست چیز دیگری توجه زیادی به نقایص او دارد. mizan_test_en_fa While something in me, he went on, is acutely sensible to her charms, something else is as deeply impressed with her defects: they are such that she could sympathise in nothing I aspired to co operate in nothing I undertook. این کشمکش درونی من طوری است که او برای همکاری با من در اجرای اموری که بر عهده گرفته‌ام هیچگونه هماهنگی و توانی در خود نمی‌بیند. mizan_test_en_fa My hopes of being numbered in the band who have merged all ambitions in the glorious one of bettering their race of carrying knowledge into the realms of ignorance, از امیدهایم برای ورود به سلک کسانی که تمام جاه طلبی‌های خود را تبدیل کرده‌اند به جاه طلبی اصلاح نوع بشر، رساندن معرفت به قلمروهایی که جهل حاکم است، mizan_test_en_fa of substituting peace for war freedom for bondage religion for superstition the hope of heaven for the fear of hell? صلح را جایگزین جنگ، آزادی را جایگزین اسارت، دین را جایگزین موهومات و امید به بهشت را جایگزین ترس از دوزخ کردن، mizan_test_en_fa Must I relinquish that? آیا باید از این‌ها صرف نظر کنم؟ mizan_test_en_fa I could never rest in communication with strong, discreet, and refined minds, whether male or female, till I had passed the outworks of conventional reserve, and crossed the threshold of confidence, and won a place by their heart's very hearthstone. وقتی با اشخاص قوی، محتاط و مهذب، اعم از مرد یا زن، حرف می‌زدم تا موقعی که از حصار محکم خودداری‌های قراردادی به درون آن‌ها راه نمی‌یافتم و از آستانه اعتمادشان عبور نمی‌کردم و جایی در قلب سنگشان به خود اختصاص نمی‌دادم هرگز نمی‌توانستم آرام بگیرم. mizan_test_en_fa When I colour, and when I shade before Miss Oliver, وقتی در مقابل دوشیزه الیور رنگ صورتم تغییر می‌کند، یا می‌لرزم، mizan_test_en_fa I do not pity myself. I scorn the weakness. دلم به حال خودم نمی‌سوزد بلکه از ضعفی که در خودم دارم عارم می‌آید و احساس شرم می‌کنم. mizan_test_en_fa I know it is ignoble: a mere fever of the flesh: not, I declare, the convulsion of the soul. می‌دانم که دور از نزاکت است اما بگذارید با قاطعیت بگویم که این فقط تب شهوت است و نه هیجان روح؛ mizan_test_en_fa That is just as fixed as a rock, firm set in the depths of a restless sea. روح مثل صخره‌ای در اعماق یک دریای بی آرام محکم و استوار ایستاده. mizan_test_en_fa You have taken my confidence by storm, he continued, and now it is much at your service. به سخنان خود ادامه داد: به هر حال، شما با یک جمله اعتماد مرا به خود جلب کرده‌اید و من الان کاملا در وضع عادیم هستم mizan_test_en_fa I honour endurance, perseverance, industry, talent; برای شکیبایی، پشتکار، جدیت و استعداد خیلی ارزش قائلم، mizan_test_en_fa because these are the means by which men achieve great ends, چون به وسیله این‌هاست که انسان به هدف‌های بزرگ خود می‌رسد، mizan_test_en_fa and mount to lofty eminence. و به مقام‌های عالی ارتقاء پیدا می‌کند. mizan_test_en_fa I watch your career with interest, من، با علاقه، شاهد تلاش‌های شما هستم، mizan_test_en_fa because I consider you a specimen of a diligent, orderly, energetic woman, به این علت که شما را نمونه یک زن هوشمند، منظم و پرتوان می‌دانم، mizan_test_en_fa not because I deeply compassionate what you have gone through, or what you still suffer. نه به این علت که با شما به خاطر گذشته‌تان یا رنج‌هایی که هنوز هم متحمل می‌شوید با شما همدردی زیادی دارم. mizan_test_en_fa a glance that seemed to take and make note of every point in my shape, face, and dress;for it traversed all, quick, keen as lightning. مثل این بود که با این نگاه خود می‌خواهد هر نقطه‌ای از اندام، چهره و لباسم را به خاطر بسپارد چون تمام ظاهر مرا خیلی با سرعت و دقت از نظر گذراند. mizan_test_en_fa replacing the paper, I saw him dexterously tear a narrow slip from the marginIt . disappeared in his glove; متوجه شدم همانطور که کاغذ را سرجایش می‌گذاشت با تردستی و چابکی تکه باریک کوچکی از حاشیه آن را برید، و آن تکه بریده در یک لحظه در دستکش آن مرد از نظرم ناپدید شد. mizan_test_en_fa I, in my turn, scrutinised the paper; but saw nothing on it save a few dingy stains of paint where I had tried the tint in my pencil. من هم، به نوبه خود، کاغذ را به دقت نگاه کردم اما چیزی روی آن ندیدم فقط در قسمتی از آن که همیشه سعی می‌کردم رنگها را آنجا امتحان کنم چند لکه رنگ تیره دیده می‌شد. mizan_test_en_fa I pondered the mystery a minute or two; یکی دو دقیقه راجع به این راز فکر کردم، mizan_test_en_fa but finding it insolvable, and being certain it could not be of much moment, I dismissed, and soon forgot it. اما چون چیزی به عقلم نرسید و مطمئن بودم که نمی‌تواند چیز زیاد مهمی‌باشد دیگر به آن فکر نکردم، و طولی نکشید که فراموش شد. mizan_test_en_fa Besides, since yesterday I have experienced the excitement of a person to whom a tale has been half told, and who is impatient to hear the sequel. علاوه بر این، از دیروز تا به حال وضع کسی را دارم که از شنیدن نصف یک داستان به هیجان آمده و حالا برای شنیدن دنباله ماجرا بیقرارست. mizan_test_en_fa where it grieved me to discover the hollow trace of care or sorrow now so plainly graved. هیچگاه حالت نگاهش را مثل این دفعه واضح ندیده بودم. با تأسف متوجه شدم که لاغری ناشی از کار سخت یا اندوه بر آن چهره سنگ مانند چقدر به وضوح نقش بسته. mizan_test_en_fa This was said with a careless, abstracted indifference, which showed that my solicitude was, at least in his opinion, wholly superfluous. چهره‌اش مثل یک قطعه سنگ مرمر بود که نقوشی با اسکنه روی آن حکاکی شده باشد. mizan_test_en_fa He still slowly moved his finger over his upper lip, and still his eye dwelt dreamily on the glowing grate; این کلمات را با چنان حالت لاقیدی و بی توجهی بر زبان آورد که دیدم نگرانی من، دست کم به عقیده او، کاملا بی اساس است. همچنان به آهستگی انگشت خود را روی لب زیرین خود می‌کشید، و همچنان چشمان خود را مثل کسی که در حال رویا باشد به بخاری مشتعل دوخته بود. mizan_test_en_fa It aroused him; he uncrossed his legs, sat erect, turned to me. Leave your book a moment, and come a little nearer the fire, he said. مثل این که از خواب بیدار شده باشد پاهای خود را جمع کرد، صاف نشست و رو به من کرده گفت: چند دقیقه کتابتان را کنار بگذارید و کمی‌نزدیک‌تر بخاری بیایید. ادامه داد: mizan_test_en_fa Half an hour ago, he pursued, I spoke of my impatience to hear the sequel of a tale: on reflection, I find the matter will be better managed by my assuming the narrator's part, and converting you into a listener. نیم ساعت قبل گفت که برای شنیدن بقیه ماجرایی بیقرارم اما وقتی خوب فکر کردم دیدم بهترست خودم جای گوینده داستان را بگیرم و شما هم مستمح من باشید. mizan_test_en_fa I have seen their grave; it formed part of the pavement of a huge churchyard surrounding the grim, soot black old cathedral of an overgrown manufacturing town in shire. من قبرشان را دیده‌ام؛ جزئی از سنگفرش محوطه بزرگی شده بود که دیوارهای کلیسای جامع غم انگیز و دودآلود قدیمی‌یک شهر صنعتی پرجمعیت در استان …. آن را احاطه کرده بود. mizan_test_en_fa whether it was happy or not with her, I cannot say, never having been told; آیا در مدت ده سالی که آن کودک با این خانم زندگی می‌کرد به او خوش گذشته یا نه این را نمی‌توانم بگویم چون تاحالا هیچکس به من نگفت. mizan_test_en_fa but when an event transpired which rendered inquiry after the governess necessary, it was discovered she was gone no one could tell when, where, or how. اما وقتی کاری پیش آمد و لازم بود به سراغ آن معلمه جوان بروند متوجه شدند که رفته هیچکس نفهمید چه موقع، کجا و چطور رفته. mizan_test_en_fa what opiate for his severe sufferings what object for his strong passions had he sought there? راستی در آنجا برای رنج‌های شدید خود در جست وجوی کدام داروی مخدر بود، و برای ارضای امیال تند و سرکش خود به چه چیزی پناه می‌برد؟ mizan_test_en_fa the pocket book was again deliberately produced, دفترچه بغلی دوباره با ظرافت بیرون آمد، mizan_test_en_fa opened, sought through; from one of its compartments was extracted a shabby slip of paper,hastily torn off: باز شد، انگشتان آن مرد در آن به جست‌وجو پرداختند، و بالاخره از یکی از بخش‌های آن، باریکه کثیف کاغذی که با عجله کنده شده بود بیرون آمد. mizan_test_en_fa I again felt rather like an individual of but average gastronomical powers sitting down to feast alone at a table spread with provisions for a hundred. این دفعه حس کردم تقریبا مثل آدمی هستم که اشتهای یک نفر را دارد و فقط می‌تواند به اندازه شکم خودش غذا بخورد آن وقت این شخص را پشت میزی بنشانند که روی آن برای صد نفر غذا چیده‌اند و از او توقع داشته باشند که تمام آن غذاها را بخورد. mizan_test_en_fa indeed there was something in the hasty and unexplanatory reply which, instead of allaying, piqued my curiosity more than ever. در واقع، در آن جواب شتابزده و بدون توضیح چیزی بود که به جای آن که کنجکاوی مرا از بین ببرد آن را بیشتر از قبل برانگیخت. mizan_test_en_fa Well, then, he said, I yield; if not to your earnestness, to your perseverance: as stone is worn by continual dropping. گفت: پس، بسیار خوب، من تسلیم هستم البته نه تسلیم به اشتیاق شما بلکه به سماجت شما همانطور که چکیدن مداوم قطرات آب روی سنگ آن را می‌ساید و گود می‌کند. mizan_test_en_fa I remember now seeing the letter E. comprised in your initials written in books you have at different times lent me; but I never asked for what name it stood. اما حالا یادم آمد میان حروف اختصاری اسمتان، که روز کتاب‌هایی که در مواقع مختلف به من امانت می‌دادید حرفی را هم دیده‌ام اما هیچوقت نپرسیدم که حرف اختصاری چه کلمه‌ای است. mizan_test_en_fa I could not trust myself to entertain, much less to express, the thought that rushed upon me that embodied itself, نمی‌توانستم به خودم اعتماد کنم و فکری را که به مغزم هجوم آورده بود و خودنمایی می‌کرد به مغزم راه ندهم. mizan_test_en_fa that, in a second, stood out a strong, solid probability. the chain that had been lying hitherto a formless lump of links was drawn out straight, every ring was perfect, the connection complete. آن فکری که در یک لحظه به خاطرم خطور کرد یک احتمال قوی و قریب به یقین بود. حلقه‌های زنجیری که تا به حال امتداد پیدا کرده رشته‌های بی شکلی را تشکیل می‌دادند حالا مستقیما در کنار هم قرار داشتند به طوری که هر حلقه و هر رشته ارتباطی ضمن این که خود کامل بود زنجیر را کامل می‌کرد. mizan_test_en_fa A name casually written on a slip of paper has enabled me to find her out. اسمی‌که در حاشیه کاغذ نازک مخصوص پوشیدن نقاشی‌های شما نقش بسته بود و من تصادفا آن را دیدم به من کمک کرد او را پیدا کنم. mizan_test_en_fa The two girls, on whom, kneeling down on the wet ground, دو دختری که وقتی روی زمین مرطوب زانو زده، mizan_test_en_fa and looking through the low, latticed window of Moor House kitchen, و از پنجره کوتاه و مشبک آشپزخانه مورهاوس به بیرون نگاه می‌کردم، mizan_test_en_fa I had gazed with so bitter a mixture of interest and despair, و با حالتی غم انگیز، مشتاق و در عین حال مأیوس بارها به آن‌ها خیره شده بودم، mizan_test_en_fa were my near kinswomen; خویشان نزدیک من بودند mizan_test_en_fa Twenty thousand pounds shared equally would be five thousand each, اگر بیست هزار لیره میان ما به طور برابر قسمت می‌شد سهم هر کدام پنج هزار لیره بود. mizan_test_en_fa justice enough and to spare: این مبلغ کافی بود، و پس انداز هم می‌کردیم. mizan_test_en_fa I have been too abrupt in communicating the news; it has excited you beyond your strength. مثل این که من در دادن خبر به شما خیلی شتابزده و بیملاحظه بودم چون این خبر شما را بیش از حد توانائیتان به هیجان آورده. mizan_test_en_fa You cannot fail to see that twenty thousand pounds, آیا درک این موضوع برای شما مشکل است که وقتی بیست هزار لیره، mizan_test_en_fa the sum in question, divided equally between the nephew and three nieces of our uncle, will give five thousand to each? یعنی همان مبلغ مورد نظر، را میان دائی زاده و سه عمه زاده به طور برابر قسمت کنیم به هر کدام پنج هزار لیره خواهد رسید؟ mizan_test_en_fa Were you to argue, object, and annoy me for a year, اگر شما یک سال هم با من بحث کنید، مخالف باشید و موجب آزار من بشوید، mizan_test_en_fa I could not forego the delicious pleasure of which I have caught a glimpse, نمی‌توانم از لذت مطبوعی که فقط ذره‌ای از آن نصیبم شده صرف نظر کنم، mizan_test_en_fa that of repaying, in part, a mighty obligation, and winning to myself lifelong friends. و آن لذت هم این است که جزئی از یک وظیفه بزرگ را با پول انجام بدهم تا از این طریق برای خودم چند دوست همیشگی داشته باشم. mizan_test_en_fa You think so now, rejoined St. John, because you do not know what it is to possess, nor consequently to enjoy wealth: سینت جان جواب داد: شما الان اینطور فکر می‌کنید چون نمی‌دانید مالک چه چیزی شده‌اید و نتیجتا نمی‌دانید چطور از ثروتی که عایدتان شده بهره ببرید؛ mizan_test_en_fa you cannot form a notion of the importance twenty thousand pounds would give you; نمی‌توانید از اهمیتی که بیست هزار لیره برای شما کسب می‌کند یا، mizan_test_en_fa of the place it would enable you to take in society; of the prospects it would open to you: موقعیتی که به وسیله آن می‌توانید در جامعه به دست بیاورید، و آینده‌ای که این مبلغ برای شما خواهد ساخت تصور درستی داشته باشید. mizan_test_en_fa But, Jane, your aspirations after family ties and domestic happiness may be realised otherwise than by the means you contemplate: اما، جین، این آرزوهای تو برای داشتن روابط خانوادگی و سعادت تملک یک خانه را از راه دیگری جز راهی که تو در نظر داری می‌توان برآورده کرد: mizan_test_en_fa you may marry. مثلا تو می‌توانی ازدواج کنی. mizan_test_en_fa My task was a very hard one; but, as I was absolutely resolved, این کار برایم خیلی سخت بود اما چون کاملا مصمم بودم، mizan_test_en_fa as my cousins saw at length that my mind was really, چون عمه زاده‌هایم عاقبت متوجه شدند که نظر من واقعا، mizan_test_en_fa and immutably fixed on making a just division of the property, و به طور تغییر ناپذیری دائر بر این است که آن ثروت باید عادلانه قسمت شود، mizan_test_en_fa must, besides, have been innately conscious that in my place, لابد طبیعتا این احساس را داشتند که اگر آن‌ها هم به جای من بودند، mizan_test_en_fa they would have done precisely what I wished to do, دقیقا همین کاری را انجام می‌دادند که من می‌خواستم انجام دهم، mizan_test_en_fa they yielded at length so far as to consent to put the affair to arbitration. سرانجام تسلیم شدند اما رضایت آن‌ها مشروط بر این بود که قضیه به حکمیت واگذار شود. mizan_test_en_fa now numbering sixty girls, file out before me, این موقع عده‌شان به شصت نفر می‌رسید و جلوی من به صف شده بودند، mizan_test_en_fa and locked the door, در را قفل کردم، mizan_test_en_fa I stood with the key in my hand, و در حالی که کلید دستم بود، mizan_test_en_fa exchanging a few words of special farewell with some half dozen of my best scholars: مقابل آن‌ها ایستادم و با ده دوازده نفر از بهترین شاگردان خود به طور جداگانه و با ابراز صمیمیت بیشتری خداحافظی کردم. mizan_test_en_fa since those days I have seen paysannes and Buerinnen; از آن ایام به بعد من زنان و دختران دهاتی زیادی در بریتانیا دیده‌ام، mizan_test_en_fa and the best of them seemed to me ignorant, coarse, and besotted, compared with my Morton girls. اما به نظر من بهترین آن‌ها در مقایسه با دختران مورتن جاهل، خشن و خرف هستند. mizan_test_en_fa my next to rub it up with bees wax, oil, and an indefinite number of cloths, till it glitters again; کار بعدیم صیقل دادن آن با موم، روغن و پارچه‌های مختلف است و به این کار آنقدر ادامه خواهم داد تا همان درخشندگی اولیه را پیدا کند. mizan_test_en_fa lastly, بالاخره، mizan_test_en_fa the two days preceding that on which your sisters are expected will be devoted by Hannah, دو روز مانده به روز ورود خواهرانت به اتفاق هنا کارهای دیگری انجام می‌دهیم، mizan_test_en_fa and me to such a beating of eggs, sorting of currants, grating of spices, compounding of Christmas cakes, chopping up of materials for mince pies, مثل زدن تخم مرغ، پاک کردن مویز، ساییدن ادویه، درست کردن کیک‌های کریسمس، خرد کردن مواد لازم برای کلوچه قیمه دار، mizan_test_en_fa and solemnising of other culinary rites, as words can convey but an inadequate notion of to the uninitiated like you. و ترتیب سایر امور مربوط به پخت و پز که مفصلا می‌توان شرح داد اما شرح آن‌ها برای شخصی مثل تو که با این نوع کارها آشنا نیستی ضرورتی ندارد. mizan_test_en_fa seriously, جدا می‌گویم، mizan_test_en_fa I trust that when the first flush of vivacity is over, you will look a little higher than domestic endearments and household joys. امیدوارم که بعد از آمدن آن‌ها و تمام شدن مراسم جشن کریسمس کمی از سطح دلبستگیهای خانوادگی و دلخوشی‌های خانه داری بالاتر فکر کنی. mizan_test_en_fa To the end of turning to profit the talents which God has committed to your keeping; منظور این است که تو را وادارم از استعدادهایی که خداوند در تو به ودیعه گذاشته استفاده کنی، mizan_test_en_fa and of which He will surely one day demand a strict account. و او درباره آن‌ها مسلما یک روزی دقیقا از تو بازخواست خواهد کرد و خواهد پرسید که آن‌ها را در چه راهی به کار برده‌ای. mizan_test_en_fa she was charmed to see how jovial I could be amidst the bustle of a house turned topsyturvy, وقتی می‌دید چطور با شادمانی می‌توانم در میان وضع نابه سامان یک خانه درهم ریخته زندگی کنم، mizan_test_en_fa how I could brush, and dust, and clean, and cook. چطور می‌توانم به گردگیری، رفت و روب، شست و شو و آشپزی بپردازم سخت مجذوب من شده بود. mizan_test_en_fa my cousins having given me carte blanche to effect what alterations I pleased, عمه زاده‌هایم به من اختیار تام داده بودند تا هر تغییری را که دوست دارم در وضع خانه بدهم، mizan_test_en_fa and a sum having been set aside for that purpose. و برای این منظور مبلغی پول کنار گذاشته شده بود. mizan_test_en_fa The ordinary sitting room and bedrooms I left much as they were, قسمت عمده اطاق‌های نشیمن و خواب را که همچنان دست نخورده باقی گذاشتم، mizan_test_en_fa for I knew Diana and Mary would derive more pleasure from seeing again the old homely tables, and chairs, and beds, چون می‌دانستم دیانا و مری از دیدن دوباره میزها، صندلی‌ها و تختخواب‌های قدیمی آشنا بیشتر خوششان خواهد آمد، mizan_test_en_fa than from the spectacle of the smartest innovations. تا مشاهده اثاث جدید بسیار لوکس. mizan_test_en_fa Dark handsome new carpets and curtains, an arrangement of some carefully selected antique ornaments in porcelain and bronze, فرش‌ها و پرده‌های تیره رنگ زیبای جدید، بعضی ظروف آلات چینی و برنزی تزیینی که نوع عتیقه آن‌ها را با دقت انتخاب کرده بودم، mizan_test_en_fa new coverings, and mirrors, and dressing cases, for the toilet tables, answered the end: رواندازها، آینه‌ها و جعبه‌های لوازم آرایش برای میزهای توالت پاسخگوی این منظور بودند. mizan_test_en_fa A spare parlour and bedroomrefurnished entirely, with old mahogany and crimson upholstery: با استفاده از مبلمان و پرده‌های قدیمی‌که رنگ قهوه‌ای مایل به قرمز و سرخ تیره داشتند یک اطاق مخصوص و اطاق خواب اضافی هم به طور کامل آماده ساختم. mizan_test_en_fa When all was finished, I thought Moor House as complete a model of bright modest snugness within, وقتی همه این کارها تمام شد فکر کردم مورهاوس نمونه کامل یک محل بسیار دنج، راحت و دلگشاست، mizan_test_en_fa as it was, at this season, a specimen of wintry waste and desert dreariness without. که در این فصل، در میان ویرانه‌های سرد و بیابان ملال انگیز بیرون، در آن زندگی می‌کنیم. mizan_test_en_fa when he had wandered upstairs and downstairs, وقتی طبقه‌های بالا و پایین را به طور سطحی مشاهده کرد، mizan_test_en_fa he said I must have gone through a great deal of fatigue and trouble to have effected such considerable changes in so short a time: گفت: از این که در فرصتی به این کوتاهی این تغییرات قابل توجه را در وضع خانه داده‌ای حتما خیلی متحمل زحمت شده‌ای و خودت را خسته کرده‌ای. mizan_test_en_fa Not at all; he had, on the contrary, remarked that I had scrupulously respected every association, پاسخ داد: نه، به هیچ وجه، برعکس، توجه دارم که تو تغییرات را با کمال دقت انجام داده‌ای. mizan_test_en_fa he feared, indeed, I must have bestowed more thought on the matter than it was worth. در واقع نگرانی من از این است که مبادا برای این کارها اهمیتی بیشتر از آنچه دارند قائل شده باشی. mizan_test_en_fa St. John was a good man, سینت جان مرد خوبی بود، mizan_test_en_fa but I began to feel he had spoken truth of himself when he said he was hard and cold. اما من کم کم به این نتیجه رسیدم که او وقتی درباره خود گفت آدم سرسخت و خونسردی است حقیقت را گفته بود. mizan_test_en_fa at his fine lineaments fixed in study, به خطوط زیبای چهره‌اش، که در حین مطالعه بیحرکت بودند، mizan_test_en_fa I comprehended all at once that he would hardly make a good husband, می‌نگریستم ناگهان به فکرم رسید که خیلی بعیدست او بتواند شوهر خوبی باشد، mizan_test_en_fa that it would be a trying thing to be his wife. و همسرش نیز باید خیلی تقلا کند تا بتواند به زندگی زناشویی با او ادامه دهد. mizan_test_en_fa It is in scenes of strife and danger, در صحنه تلاش و رویارویی با خطرات، mizan_test_en_fa where courage is proved, در آنجا که شجاعت به اثبات می‌رسد، mizan_test_en_fa and energy exercised, and fortitude tasked, نیرو به کار می‌رود و قدرت اعمال می‌شود، mizan_test_en_fa that he will speak and move, the leader and superior. آری در چنان مواردی است که می‌تواند چون یک راهنما و مرد برتر حرف بزند و حرکت کند. mizan_test_en_fa They were stiff with their long and jolting drive from Whitcross, در نتیجه نشستن در آن کالسکه پر تکان و سفر طولانی از ویت کراس به اینجا بدنشان خشک و کوفته شده بود، mizan_test_en_fa and chilled with the frosty night air; از هوای بسیار سرد شامگاهی احساس سرما می‌کردند، mizan_test_en_fa Diana had first to give hospitable orders respecting the driver, دیانا اول رفت تا به هنا دستور بدهد که از راننده پذیرایی کند، mizan_test_en_fa this done, both followed me. بعد از انجام شدن این کار هردوی آن‌ها پشت سر من به طبقه بالا آمدند. mizan_test_en_fa My cousins, full of exhilaration, were so eloquent in narrative and comment, عمه زاده‌هایم، که سخت خوشحال بودند، ماجراها را آنقدر با شیوایی نقل و تفسیر می‌کردند، mizan_test_en_fa that their fluency covered St. John's taciturnity, که شیوایی بیان آن‌ها سرانجام بر کن حرفی سینت جان غلبه کرد، mizan_test_en_fa he was sincerely glad to see his sisters; but in their glow of fervour and flow of joy he could not sympathise. و او را به حرف زدن واداشت اما او نمی‌توانست از فروغ شور و نشاط آن‌ها بهره‌ای داشته باشد و با آن‌ها هماهنگی کند. mizan_test_en_fa The event of the day that is, رویداد آن روز، mizan_test_en_fa the return of Diana and Mary pleased him, یعنی بازگشت دیانا و مری مایه خوشحالی او بود، mizan_test_en_fa but the accompaniments of that event, اما آنچه به آن رویداد مربوط می‌شد، mizan_test_en_fa the glad tumult, the garrulous glee of reception irked him: یعنی خوشحالی و همهمه شاد توأم با پرحرفی آن‌ها حوصله او را سر می‌برد. mizan_test_en_fa their discourse, witty, pithy, original, had such charms for me, that I preferred listening to, and sharing in it, to doing anything else. گفت‌وگوی پر از طنز، پرمعنی و بدیع آن‌ها آنقدر برای من جاذبه داشت که ترجیح می‌دادم به جای هر کار دیگری بنشینم و به حرف‌هایشان گوش بدهم یا در گفت‌وگو شرکت کنم. mizan_test_en_fa One morning at breakfast, Diana, after looking a little pensive for some minutes, یک روز صبح دیانا در موقع صرف صبحانه بعد از آن که چند دقیقه‌ای به فکر فرو رفته بود، mizan_test_en_fa asked him, If his plans were yet unchanged. از او پرسید: آیا هنوز در تصمیم خودت پابرجا هستی؟ mizan_test_en_fa where there are no obstacles to a union, as in the present case, در جایی که مانع بر سر راه پیوند زناشویی نباشد، مثل همین مورد، mizan_test_en_fa where the connection is in every point desirable, delays are unnecessary: و در جایی که پیوند از هر جهت برای طرفین مطلوب باشد دیگر تأخیر لزومی ندارد. mizan_test_en_fa The first time I found St. John alone after this communication, I felt tempted to inquire if the event distressed him: بعد از این گفت و گو در اولین فرصتی که سینت جان را تنها یافتم وسوسه شدم که از او بپرسم آیا آن رویداد او را غصه دار نکرده، mizan_test_en_fa he seemed so little to need sympathy, that, so far from venturing to offer him more, به نظرم رسید که او چنان بی نیاز از ابراز همدردی دیگران است و چنان در قبال ابراز همدردی اشخاص بیگانگی نشان می‌دهد، mizan_test_en_fa I experienced some shame at the recollection of what I had already hazarded. که من از به یاد آوردن آنچه قبلا با صراحت با او در میان گذاشته بودم احساس شرم کردم. mizan_test_en_fa he continually made little chilling differences between us, همیشه میان من و خواهران خود فرق می‌گذاشت و با من سردتر بود. mizan_test_en_fa which did not at all tend to the development of cordiality, این رفتار او به هیچ وجه به ایجاد و افزایش صمیمیت فیمابین کمک نمی‌کرد. mizan_test_en_fa When I remembered how far I had once been admitted to his confidence, وقتی به یاد آوردم که زمانی در جلب اعتماد او تا چه حد پیش رفته بودم، mizan_test_en_fa I could hardly comprehend his present frigidity. از رفتار خشک و سرد او با خودم نمی‌توانستم زیاد سر در بیاورم. mizan_test_en_fa Such being the case, I felt not a little surprised, با توجه به این موضوع، کم تعجب نکردم، mizan_test_en_fa when he raised his head suddenly from the desk over which he was stooping, وقتی ناگهان سر خود را که روی میز خم کرده بود برداشت، mizan_test_en_fa and said: You see, Jane, the battle is fought and the victory won. و گفت: می‌بینی، جین، که چطور جنگ تمام شد و پیروزی به دست آمد. mizan_test_en_fa but that blue eye of his had a habit of leaving the outlandish looking grammar, اما گاهی چشمان آبی خود را از روی نوشته‌های آن دستور زبان بیگانه برمی‌داشت، mizan_test_en_fa and wandering over, sometimes fixing upon us, his fellow students, with a curious intensity of observation, نظر خود را بیهدف به اطراف می‌انداخت، گاهی هم خیلی کنجکاوانه به ما همشاگردی‌هایش متوجه می‌ساخت؛ mizan_test_en_fa if caught, it would be instantly withdrawn; هرگاه یکی از ما سه نفر سر خود را برمی‌داشت و او را غافلگیر می‌کرد بلافاصه نگاه خود متوجه جهت دیگری می‌ساخت. mizan_test_en_fa I wondered, too, at the punctual satisfaction he never failed to exhibit on an occasion that seemed to me of small moment, namely, my weekly visit to Morton school; از یک کار دیگر او هم سر در نمی‌آوردم و آن هم توجهش به دیدار هفتگی من از مدرسه مورتن بود؛ به این کار که در نظر من چندان مهم نبود توجه مخصوصی نشان می‌داد. mizan_test_en_fa still more was I puzzled when, if the day was unfavourable, if there was snow, or rain, باز چیز دیگری که تعجب مرا بیشتر برمی‌انگیخت این بود که هرگاه برف یا باران می‌بارید، mizan_test_en_fa or high wind, and his sisters urged me not to go, یا باد شدیدی می‌وزید و خواهرانش با اصرار از من می‌خواستند که آن روز به مدرسه نروم، mizan_test_en_fa he would invariably make light of their solicitude, and encourage me to accomplish the task without regard to the elements. او همواره نگرانی آن‌ها را بی اهمیت جلوه می‌داد و مرا ترغیب می‌کرد که بدون توجه به عوامل نامساعد طبیعی وظیفه‌ام را انجام دهم mizan_test_en_fa that it would assist him greatly to have a pupil with whom he might again and again go over the elements, اگر شاگردی داشته باشد که با او بتواند خوانده‌ها را مکررا تمرین کند، mizan_test_en_fa and so fix them thoroughly in his mind; و آن‌ها را به طور کامل به حافظه‌اش بسپارد برای او کمک بزرگی خواهد بود. mizan_test_en_fa I could no longer talk or laugh freely when he was by, وقتی در کنارم بود دیگر نمی‌توانستم آزادانه حرف بزنم یا بخندم، mizan_test_en_fa because a tiresomely importunate instinct reminded me that vivacity at least in me was distasteful to him. چون زیرکانه با اصرار خسته کننده‌ای به من می‌فهماند که شادی و سر زندگی اشخاص یا دست کم من برای او خوشایند نیست. mizan_test_en_fa I was so fully aware that only serious moods and occupations were acceptable, به اندازه‌ای به حالات و اشتغالات جدی و انعطاف ناپذیر مورد علاقه او اهمیت می‌دادم، mizan_test_en_fa that in his presence every effort to sustain or follow any other became vain: که در حضور او از هرگونه حالت یا مشغله دیگری احتراز می‌کردم؛ mizan_test_en_fa One evening when, at bedtime, his sisters and I stood round him, یک شب موقع خوابیدن وقتی من و خواهرانش اطراف او بودیم و، mizan_test_en_fa bidding him good night, he kissed each of them, as was his custom, می‌خواستیم به او شب بخیر بگوییم او به عادت مألوف خود با هر کدام از آن‌ها با بوسه‌ای خداحافظی کرد، mizan_test_en_fa and as was equally his custom, he gave me his hand. و همینطور طبق عادت همیشگی با من دست داد. mizan_test_en_fa He never omitted the ceremony afterwards, بعدها هیچوقت این امر تشریفاتی را حذف نکرد، mizan_test_en_fa and the gravity and quiescence with which I underwent it, آن حالت متانت و وقاری که من در آن حالت این بوسه‌ها را تحمل می‌کردم mizan_test_en_fa seemed to invest it for him with a certain charm. . ظاهرا برای او جاذبه خاصی داشت. mizan_test_en_fa The thing was as impossible as to mould my irregular features to his correct and classic pattern, این امر به همان اندازه غیر ممکن بود که بخواهم قیافه نامتناسب خود را مثل چهره متناسب و یونانی وار او بسازم، mizan_test_en_fa to give to my changeable green eyes the sea blue tint and solemn lustre of his own. و چشمان سبز بی ثبات خود را به رنگ آبی دریایی و درخشش موقرانه چشمان او درآورم. mizan_test_en_fa Not his ascendancy alone, however, held me in thrall at present. Of late it had been easy enough for me to look sad, با این حال، فقط این سلطه و نفوذ او نبود که در آن موقع مرا در بند او گرفتار کرده بود، مدتی بود که خیلی به آسانی می‌شد از ظاهر من پی برد که خیلی غمگین هستم. mizan_test_en_fa His idea was still with me, هنوز به او می‌اندیشیدم، mizan_test_en_fa because it was not a vapour sunshine could disperse, چون فکر او بخار آب نبود که نور خورشید آن را پراکنده کند، mizan_test_en_fa nor a sand traced effigy storms could wash away; نقشی بر روی شن‌های ساحلی نبود که طوفان‌های دریایی بتوانند بشویند و از بین ببرند: mizan_test_en_fa In the course of my necessary correspondence with Mr. Briggs about, در مدتی که مجبور بودم با آقای بریگز راجع به وصیتنامه مکاتبه کنم از او پرسیده بودم، mizan_test_en_fa the will, I had inquired if he knew anything of Mr. Rochester's present residence and state of health; که آیا از محل اقامت فعلی یا وضع سلامت او اطلاعی دارد یا نه. mizan_test_en_fa I suppose, by way of supplying deficiencies, he prolonged still further, فکر می‌کنم که او، به جای رفع نقایص و حل مشکلات، mizan_test_en_fa my lessons in Hindostanee, and grew more urgent in requiring their accomplishment. درس‌های هندی را باز هم بیشتر طول می‌داد و با سماجتی بیش از پیش از من می‌خواست آن‌ها را یاد بگیرم. mizan_test_en_fa now, as I sat poring over the crabbed characters, حالا همچنان که نشسته بودم و آن خطوط پیچیده را نگاه می‌کردم، mizan_test_en_fa and flourishing tropes of an Indian scribe, my eyes filled again. و در استخراج معانی مجازی یک قطعه از آن نوشته‌های هندی پیش می‌رفتم چشمانم دوباره پر از اشگ شد. mizan_test_en_fa while I smothered the paroxysm with all haste, در اثنایی که من با عجله بسیار آثار آن ناراحتی را از بین می‌بردم، mizan_test_en_fa he sat calm and patient, leaning on his desk, او با شکیبایی و آرامش پشت میز خود به صندلی تکیه داده، mizan_test_en_fa and looking like a physician watching with the eye of science an expected , و مثل پزشکی که با نگاهی عالمانه منتظر پیشرفت بحران بیماری در مریض خودست، mizan_test_en_fa and fully understood crisis in a patient's malady. و می‌خواهد خیلی خوب از آن سر در بیاورد به من نگاه می‌کرد. mizan_test_en_fa wiped my eyes, and muttered something about not being very well that morning, چشمانم را پاک کردم و زیر لبی گفتم که امروز صبح حالم زیاد خوب نیست، mizan_test_en_fa I resumed my task, and succeeded in completing it. کار خود را از سر گرفتم و موفق شدم آن را به پایان برسانم. mizan_test_en_fa I never in my life have known any medium in my dealings with positive, hard characters, antagonistic to my own, between absolute submission and determined revolt. در زندگیم موقع برخورد با شخصیت‌های مثبت و سختگیر و متفاوت و مخالف با شخصیت خودم هیچگاه میان تسلیم محض و طغیان سرسختانه راه میانه‌ای را انتخاب نکرده‌ام. mizan_test_en_fa as neither present circumstances warranted, nor my present mood inclined me to mutiny, I observed careful obedience to St. John's directions; چون در آن موقع نه اطمینانی به پایدار ماندن آن وضع داشتم و نه حالت فعلیم به طغیان گرایش داشت اطاعت دقیق از دستورهای سینت جان را لازم می‌دانستم. mizan_test_en_fa swelled with past spring rains, poured along plentiful and clear, catching golden gleams from the sun, این نهر که از آب باران‌ها بهاری در چند روز گذشته انباشته شده بود با آب فراوان و صاف، درخشش طلایی خورشید، mizan_test_en_fa and sapphire tints from the firmament. و رنگ یاقوت کبود آسمان را به خود گرفته پیش می‌رفتم. mizan_test_en_fa As we advanced and left the track, we trod a soft turf, mossy fine and emerald green, وقتی پیش‌تر رفتیم و جاده را پشت سر گذاشتیم به چمن صاف پرخزه سبز زمردین زیبایی رسیدیم، mizan_test_en_fa minutely enamelled with a tiny white flower, and spangled with a star like yellow blossom. که با ظرافت تمام از نوعی گل سفید ریز که غنچه‌های ستاره مانندی داشت تزیین یافته بود. mizan_test_en_fa I shall see it again, he said aloud, in dreams when I sleep by the Ganges, با صدای بلند گفت: و آن را وقتی در ساحل گنگ خوابیده‌ام دوباره در رویا خواهم دید، mizan_test_en_fa and again in a more remote hour when another slumber overcomes me on the shore of a darker stream! و باز هم در زمانی دیرتر، در ساحل یک نهر تیره‌تر، وقتی که خواب بر من غلبه کند، آن را خواهم دید. mizan_test_en_fa It seems strange to me that all round me do not burn to enlist , این به نظرم عجیب می‌آید که چرا تمام کسانی که در اطراف مناند اشتیاق سوزانی ندارند، mizan_test_en_fa under the same banner, to join in the same enterprise. که زیر این پرچم جمع بشوند و در این تلاشها به من بپیوندند. mizan_test_en_fa I felt as if an awful charm was framing round and gathering over me, حس کردم مثل این که جادوی پرقدرت و مهابتی بر من تسلط یافته، و دارد مرا به طرف خود می‌کشاند، mizan_test_en_fa I trembled to hear some fatal word spoken which would at once declare and rivet the spell. وقتی لحظه‌ای بعد سخنان شوم او را نسبت به خودم شنیدم و وجود چنین جادویی و کشش آن را بیشتر حس کردم، بر خود لرزیدم. mizan_test_en_fa It was as if I had heard a summons from Heaven as if a visionary messenger, مثل این بود که از سوی خداوند فرا خوانده شده باشم گفتی یک رسول، mizan_test_en_fa like him of Macedonia, had enounced, Come over and help us! مثل رسولی که از مقدونیه آمده بود اعلام می‌دارد: بیا اینجا و به ما کمک کن! mizan_test_en_fa while He has chosen a feeble instrument to perform a great task, وقتی که وسیله ضعیفی برای به انجام رساندن یک وظیفه بزرگ انتخاب کند، mizan_test_en_fa He will, from the boundless stores of His providence, supply the inadequacy of the means to the end. ضعف و نقایص آن وسیله را تا آخر از خزائن لایزال الوهیت خود تبدیل به قوت می‌کند. mizan_test_en_fa I am sensible of no light kindling no life quickening no voice counselling or cheering. حس نمی‌کنم در درونم هیچ نوری بتابد، mizan_test_en_fa Oh, I wish I could make you see how much my mind is at this moment like a rayless dungeon, with one shrinking fear fettered in its depths, اوه، ای کاش می‌توانستم به تو بفهمانم که در این لحظه روحم چقدر شبیه سیاهچال تاریکی است که وجودم در اعماق آن اسیرست و ترس مشمئز کننده‌ای بر آن چیره شده، mizan_test_en_fa the fear of being persuaded by you to attempt what I cannot accomplish! عنی ترس از این که تو مرا به کاری واداری که از انجام دادن آن عاجزم! mizan_test_en_fa In the calm with which you learnt you had become suddenly rich, I read a mind clear of the vice of Demas, در پشت آن آرامش، بعد از اطلاع پیدا کردنت از این که ناگهان ثروتمند شده‌ای، توانستم روحی را مشاهده کنم که از هرگونه عمل زشت، مثل عمل دیماس، به دورست، mizan_test_en_fa In the resolute readiness with which you cut your wealth into four shares, در آن آمادگی قاطع و مصممانه تو در مورد تقسیم ثروتت به چهار سهم مساوی، mizan_test_en_fa keeping but one to yourself, and relinquishing the three others to the claim of abstract justice, اختصاص دادن فقط یک سهم به خودت، و صرف نظر کردن از سه سهم دیگر صرفا به منظور اجرای عدالت، mizan_test_en_fa I recognised a soul that revelled in the flame and excitement of sacrifice. روحی را شناختم که از شور و هیجان فداکاری لذت می‌برد؛ mizan_test_en_fa In the tractability with which, at my wish, ی آن انعطاف پذیری تو که، طبق خواسته من، mizan_test_en_fa you forsook a study in which you were interested, and adopted another because it interested me; از مطالعه‌ای که خودت به آن علاقه داشتی دست کشیدی و مطالعه دیگری را که مورد علاقه من بود قبول کردی؛ mizan_test_en_fa in the untiring assiduity with which you have since persevered in it, در پشتکار خستگی ناپذیری که با آن مشکلات روبه‌رو می‌شوی، mizan_test_en_fa in the unflagging energy and unshaken temper with which you have met its difficulties I acknowledge the complement of the qualities I seek. با توجه به همه این‌ها اعتراف می‌کنم آن صفاتی که در طلبش بوده‌ام در تو می‌بینم. mizan_test_en_fa My work, which had appeared so vague, so hopelessly diffuse, کار من آنقدر مبهم به طور ناامید کننده‌ای پراکنده و آشفته به نظرم می‌رسید، mizan_test_en_fa condensed itself as he proceeded, and assumed a definite form under his shaping hand. همچنان که او در سخنان خود پیش می‌رفتم حالت منظم و منسجم می‌یافت و در زیر دست‌های شکل دهنده او شکل مشخصی به خود می‌گرفت. mizan_test_en_fa I demanded a quarter of an hour to think, before I again hazarded a reply. من، پیش از آن که با دادن جوابی کار خود را مشکل‌تر سازم از او خواستم به من یک ربع ساعت فرصت بدهد تا فکر کنم. mizan_test_en_fa Very willingly, he rejoined; جواب داد: با کمال میل. mizan_test_en_fa rising, he strode a little distance up the pass, برخاست، و با گام‌های بلند در جهت بالای گذرگاه کمی از من فاصله گرفت، mizan_test_en_fa threw himself down on a swell of heath, and there lay still. خود را روی پشته‌ای در میان خلنگها انداخت و همانجا آرام ماند. mizan_test_en_fa nothing so absurd, so weak as to drag on from day to day, چیزی پوچ‌تر و بی اهمیت‌تر از این نیست که روزهای پیاپی به سختی سپری شود، mizan_test_en_fa as if I were waiting some impossible change in circumstances, which might reunite me to him. و من در انتظار تغییر غیر ممکنی در اوضاع باشم تا پیوند زناشویی ما را امکان پذیر سازد. mizan_test_en_fa By straining to satisfy St. John till my sinews ache, تلاش خواهم کرد برای رضایت خاطر سینت جان از سلامت خود چشم بپوشم، mizan_test_en_fa I shall satisfy himto the finest central point and farthest outward circle of his expectations. تا این که بیش‌ترین انتظارات او را با حداکثر توان بشری خود برآورده سازم. mizan_test_en_fa It is that he asks me to be his wife, آن این است که از من بخواهد همسرش بشوم، mizan_test_en_fa and has no more of a husband's heart for me than that frowning giant of a rock, down which the stream is foaming in yonder gorge. در حالی که قلب او به عنوان شوهر چیزی بیش از آن صخره زشت غول آسا که در آن پایین دره قرار دارد و آب کف آلود بر روی آن فرو می‌ریزد، نیست. mizan_test_en_fa Can I receive from him the bridal ring, آیا می‌توانم حلقه ازدواج او را بپذیرم، mizan_test_en_fa endure all the forms of love which I doubt not he would scrupulously observe , و همه امور خصوصی مربوط به زناشویی را که بدون شک آن‌ها را با دقت مراعات خواهد کرد، mizan_test_en_fa and know that the spirit was quite absent? و می‌دانم همه آن‌ها را به طور سطحی انجام می‌دهد، تحمل کنم؟ mizan_test_en_fa But as it is, either our union must be consecrated and sealed by marriage, اما با این وضعی که داریم پیوند ما باید با ازدواج تأیید و تقدیس بشود، mizan_test_en_fa or it cannot exist: practical obstacles oppose themselves to any other plan. در غیر این صورت نمی‌تواند برقرار شود؛ هر کاری بخواهیم انجام بدهیم با موانع جدی رو به رو خواهیم شد. mizan_test_en_fa still my sense, such as it was, با این حال، احساسم، به همان صورتی که بود، mizan_test_en_fa directed me only to the fact that we did not love each other as man and wife should: مرا تنها به این حقیقت متوجه می‌ساخت که ما یکدیگر را مثل زن و شوهر دوست نداریم mizan_test_en_fa I said so. St. John, I returned, همین را به او گفتم؛ جواب دادم: سینت جان، mizan_test_en_fa I regard you as a brother you, me as a sister, من تو را برادر خود می‌دانم و تو هم مرا خواهر خود بدان، mizan_test_en_fa so let us continue. به این صورت ادامه بدهیم. mizan_test_en_fa Simplify your complicated interests, feelings, thoughts, wishes, aims, علایق، احساسات، افکار، خواسته‌ها و هدف‌هایت را ساده و مختصر کن، mizan_test_en_fa merge all considerations in one purpose: that of fulfilling with effect with power the mission of your great Master. تمام توجهاتت را با هم ترکیب کن و به صورت یک هدف درآورد و آن هدفت هم این باشد که رسالت پروردگار بزرگت را به طور موثر، یعنی با قدرت، به انجام برسانی. mizan_test_en_fa that would be only adding the husk and shell to the kernel. این کار صرفا به منزله افزودن پوست و هسته به مغز هسته است؛ مغز هسته را به او می‌دهم. mizan_test_en_fa For them he has no use: I retain them. پوست و هسته به کار او نمی‌آید؛ آن‌ها را برای خودم نگاه می‌دارم. mizan_test_en_fa I will not swear, reader, that there was not something of repressed sarcasm both in the tone in which I uttered this sentence, خواننده توجه داشته باشد که من البته قسم نمی‌خورم که وقتی جمله فوق را می‌گفتم در لحن کلام، mizan_test_en_fa and in the feeling that accompanied it. و در احساس توأم با لحن کلامم هیچ کنایه‌ای نهفته نبود. mizan_test_en_fa How much of him was saint, how much mortal, I could not heretofore tell, قبلا نمی‌توانستم تشخیص دهم وجود او تا چه حد یک مرد مقدی مذهبی و تا چه اندازه یک انسان مادی است، mizan_test_en_fa but revelations were being made in this conference: I understood that, اما در این گفت‌وگوها به چیزهای زیادی پی بردم. mizan_test_en_fa sitting there where I did, on the bank of heath, and with that handsome form before me, I sat at the feet of a man, caring as I. همچنان که در آنجا، در کنار خلنگزار، نشسته بودم و آن پیکر زیبا را می‌دیدم فهمیدم در کنار مردی نشسته‌ام که مثل من خطا کارست و از روی سرسختی و خودکامگی او پرده برداشته شده. mizan_test_en_fa The veil fell from his hardness and despotism. His eye, bent on me, expressed at once stern surprise and keen inquiry. چشمانش که تا آن موقع مرا خیره نگاه می‌کرد ناگهان حالت تعجب عبوسانه و دقیقا استفهام آمیزی به خود گرفت؛ مثل این که می‌خواست بپرسد. mizan_test_en_fa Is she sarcastic, and sarcastic to me! it seemed to say. که آیا این دختر حرف‌هایش را با کنایه می‌گوید، و آیا به من طعنه می‌زند. mizan_test_en_fa You will see what impetus would be given to your efforts and mine by our physical and mental union in marriage: ما اگر از طریق ازدواج با هم پیوند جسمی و روحی برقرار کنیم خواهی دید که کوشش‌های من و تو چقدر موثر و ثمربخش خواهد بود. mizan_test_en_fa the only union that gives a character of permanent conformity to the destinies, این صرفا پیوندی خواهد بود که به سرنوشت‌ها و مقاصد افراد انسان خصلت هماهنگی دائمی‌می‌دهد، mizan_test_en_fa and designs of human beings; and, passing over all minor caprices, و سبب می‌شود انسان از تمام هوس‌های حقیر، تمام مسائل کوچک و لذایذ مادی، mizan_test_en_fa all trivial difficulties and delicacies of feeling all scruple about the degree, kind, strength or tenderness of mere personal inclination تمام نگرانی‌های راجع به مرتبه، نوع، قدرت و ظرافت‌های تمایل جسمی محض چشم بپوشد. mizan_test_en_fa I would cross oceans with him in that capacity; با چنین شرطی اقیانوس‌ها را در خواهم نوردید، mizan_test_en_fa toil under Eastern suns , in Asian deserts with him in that office; برای اجرای این مأموریت همراه با او زیر آفتاب سرزمین‌های شرق و در بیابان‌های آسیا زحمت خواهم کشید؛ mizan_test_en_fa and sentiments growing there fresh and sheltered which his austerity could never blight, احساساتی که در آنجا پدید می‌آمدند دلپذیر و در امن بودند، نه سختگیری او هرگز می‌توانست به آن‌ها صدمه بزند، mizan_test_en_fa nor his measured warrior march trample down. و نه گام‌های منظم قهرمانانه‌اش قادر بود آن‌ها را لگدکوب کند. mizan_test_en_fa to compel it to burn inwardly and never utter a cry, though the imprisoned flame consumed vital after vital, آن را وا بدارم که در درونم بسوزد و هرگز صدایی برنیاورد هر چند آن شعله اسیر درونی، شرائین وجودم را یکی پس از دیگری بسوزاند و نابود کند، mizan_test_en_fa this would be unendurable. این دیگر قابل تحمل نبود. mizan_test_en_fa Whether he was incensed or surprised, این که آیا در این موقع آشفته بود یا متعجب، mizan_test_en_fa or what, it was not easy to tell, یا حالت دیگری داشت نمی‌شد تشخیص داد؛ mizan_test_en_fa he could command his countenance thoroughly. کاملا بر اعصاب خود مسلط بود و نمی‌شد از ظاهر چهره او به افکار تیره‌اش پی برد. mizan_test_en_fa You have introduced a topic on which our natures are at variance, تو موضوعی را مطرح کرده‌ای که هر دوی ما طبیعتا راجع به آن هر کدام برداشت متفاوتی داریم، mizan_test_en_fa a topic we should never discuss: موضوعی است که هرگز نباید درباره آن بحث کنیم. mizan_test_en_fa the disapprobation of a cool, inflexible judgment, which has detected in another feelings and views in which it has no power to sympathise: ناخشنودی از طرز فکری سخت و انعطاف ناپذیر و احساسات و نظرات دیگری که آن‌ها را کاویده اما در خود هیچگونه قدرتی برای هماهنگی با آن‌ها نیافته، mizan_test_en_fa it was only as a sincere Christian he bore so patiently with my perversity, چون مومن است حالا دارد گمراهی مرا اینطور به بردباری تحمل می‌کند، mizan_test_en_fa and allowed so long a space for reflection and repentance. و این مهلت طولانی را هم از آن جهت به من داده تا به توبه و تأمل بیشتر راجع به پیشنهادش بپردازم. mizan_test_en_fa during that time he made me feel what severe punishment a good yet stern, در طول این مدت از جمله افکاری که برایم پیش آمد این بود که این مرد خوب و در عین حال عبوس، mizan_test_en_fa a conscientious yet implacable man can inflict on one who has offended him. با وجدان و در عین حال انعطاف ناپذیر چه تنبیه سنگینی برای مقابله با کسی که او را رنجانده در نظر گرفته است. mizan_test_en_fa Without one overt act of hostility, one upbraiding word, he contrived to impress me momently with the conviction that I was put beyond the pale of his favour. نقشه‌اش این بود که بدون یک عمل خصمانه آشکار یا یک کلمه سرزنش آمیز بتواند هر لحظ مرا به نحوی اذیت کند و بدینگونه از دایره شمول لطف خود خارج سازد. mizan_test_en_fa whenever I spoke, they sounded in my voice to his ear, هر وقت با او حرف می‌زدم با صدای من در گوش او طنین می‌افکندند، mizan_test_en_fa and their echo toned every answer he gave me. و در هر پاسخی که او به من می‌داد در صدایش منعکس بودند. mizan_test_en_fa in evincing with what skill he could, while acting and speaking apparently just as usual, extract from every deed, ضمن این که به ظاهر طبق معمول حرف می‌زد و رفتار می‌کرد با حداکثر، mizan_test_en_fa and every phrase the spirit of interest and approval, مهارت خود در هر حرکت یا کلمه‌اش علاقه و تأییدی را نشان می‌داد، mizan_test_en_fa which had formerly communicated a certain austere charm to his language and manner. که قبلا به گفتار و رفتارش جاذبه زاهدانه خاصی داده بود. mizan_test_en_fa I felt how if I were his wife, this good man, pure as the deep sunless source, حس می‌کردم که اگر همسر آن مرد خوب بشوم او مثل چشمه‌ای ژرف و خالص درون تاریکی چطور، mizan_test_en_fa could soon kill me, without drawing from my veins a single drop of blood, به زودی خواهد توانست مرا به قتل برساند بی آن که یک قطره خون از رگ‌هایم جاری شود، mizan_test_en_fa or receiving on his own crystal conscience the faintest stain of crime. و یا بر صفحه شفاف وجدان او کوچک‌ترین اثر جنایتی ظاهر گردد. mizan_test_en_fa and though, more than once, my fast falling tears blistered the page over which we both bent, از این که یکی دو بار وقتی برای مطالعه سرم را خم کرده بودم اشک‌هایم بی اختیار روی کاغذ ریخت، mizan_test_en_fa they produced no more effect on him than if his heart had been really a matter of stone or metal. به هیچ وجه متأثر نشد گفتی قلبش به راستی از سنگ یا فلز ساخته شده. mizan_test_en_fa as if afraid that mere coldness would not sufficiently convince me how completely I was banished and banned, مثل این که می‌ترسید مبادا رفتار کاملا سرد او نسبت به من به حد کافی مرا متقاعد نکند که حالا دیگر در نظر او مطرود و مغضوب شده‌ام، mizan_test_en_fa he added the force of contrast; بنابراین نیروی اختلاف فاحش را هم به آن می‌افزود، mizan_test_en_fa remembering, as I looked at him, that this man, alienated as he now was, had once saved my life, and that we were near relations, وقتی او را نگاه می‌کردم به یاد آوردم که این مرد، هر چند حالا رفتار بیگانه واری با من دارد اما یک بار جان مرا نجات داده و یکی از خویشاوندان نزدیک من است mizan_test_en_fa as he stood leaning over the little gate; I spoke to the point at once. همچنان که ایستاده به دروازه تکیه داده بود بلافاصله و بدون حاشیه پردازی موضوع را پیش کشیده، mizan_test_en_fa St. John, I am unhappy because you are still angry with me. گفتم: سینت جان، من ناراحتم چون تو هنوز از دست من عصبانی هستی. mizan_test_en_fa Had I attended to the suggestions of pride and ire, اگر تسلیم غرور و خشم خود شده بودم، mizan_test_en_fa I should immediately have left him, بایست بلافاصله او را ترک می‌گفتم، mizan_test_en_fa but something worked within me more strongly than those feelings could. اما در درونم چیزی بود که می‌توانست نیرویی بیشتر از آن احساسات داشته باشد. mizan_test_en_fa Reader, do you know, as I do, what terror those cold people can put into the ice of their questions? حالا خواننده تو می‌دانی، همچنان که من می‌دانم، که اشخاص خشک و بیعاطفه‌ای از قبیل آن مرد می‌توانند چه چیزهای وحشت آوری از طرف مقابل خود بخواهند، mizan_test_en_fa While earnestly wishing to erase from his mind the trace of my former offence, در اثنایی که مشتاقانه می‌خواستم اثر رنجش قبلی او از خودم را از خاطرش محو کنم، mizan_test_en_fa I had stamped on that tenacious surface another and far deeper impression, I had burnt it in. دوباره اثر آزارنده‌تر و عمیق‌تری بر آن گذاشته بودم؛ درون او را مشتعل ساخته بودم. mizan_test_en_fa Most bitterly he smiled most decidedly he withdrew his hand from mine. لبخند بسیار غم انگیزی بر لب‌هایش ظاهر شد و با قاطعیت دست خود را از دستم بیرون کشید و بعد از یک مکث نسبتا طولانی، mizan_test_en_fa And now you recall your promise, and will not go to India at all, I presume? گفت: لابد هنوز هم قولت را فراموش نکرده‌ای، و به هیچ وجه به هندوستان نخواهی آمد؟ mizan_test_en_fa said he, after a considerable pause. I before proved to you the absurdity of a single woman of your age proposing to accompany abroad a single man of mine. پیش از این، برایت ثابت کردم که پیشنهاد یک زن تنها به سن تو برای همراهی با مرد مجردی به سن من چقدر پوچ و بیمعنی است. mizan_test_en_fa if you are sincere in your offer, اگر در پیشنهادت صادق باشی، mizan_test_en_fa I will, while in town, speak to a married missionary, whose wife needs a coadjutor. من، وقتی به شهر رفتم، با یک مرد میسیونر که ازدواج کرده و همسرش به دستیار احتیاج دارد راجع به تو صحبت خواهم کرد. mizan_test_en_fa Moreover, before I definitively resolve on quitting England, علاوه بر این، قبل از آن که به طور قطع تصمیم به ترک انگلستان بگیرم، mizan_test_en_fa I will know for certain whether I cannot be of greater use by remaining in it than by leaving it. باید مطمئنا بدانم که آیا باقیماندنم در اینجا مفیدتر از ترک آن نخواهد بود. mizan_test_en_fa there is a point on which I have long endured painful doubt, یک موضوع هست که مدت‌هاست تردید راجع به آن مرا عذاب داده، mizan_test_en_fa and I can go nowhere till by some means that doubt is removed. و تا وقتی که این تردید به طریق برطرف نشود به هیچ جایی نمی‌توانم بروم. mizan_test_en_fa Think of the task you undertook one of incessant fatigue , where fatigue kills even the strong, and you are weak. به آن کاری که تا حالا برعهده‌ات گذاشته فکر کن: یک خستگی بی وقفه است. خستگی حتی آدم‌های نیرومند را از پا در می‌آورد تا چه برسد به تو که ضعیف هستی. گفتم: mizan_test_en_fa I must indeed, I said; for when just now I repeated the offer of serving him for a deacon, در حقیقت مجبورم که این فکر را از سرم بیرون کنم چون این دفعه، همین چند دقیقه قبل، پیشنهادم را تکرار کردم و گفتم با سمت دستیار کشیش با او خواهم رفت. mizan_test_en_fa then, I continued, though I have only sisterly affection for him now, yet, ادامه دادم: و بعد، هر چند الان مثل یک خواهر او را دوست دارم با این حال، mizan_test_en_fa if forced to be his wife, I can imagine the possibility of conceiving an inevitable, strange, torturing kind of love for him, اگر اجبارا همسرش بشوم می‌توانم تصور کنم که عشق من به او یک نوع دوست داشتن اجباری، عجیب و آزارنده خواهد بود، mizan_test_en_fa because he is so talented; and there is often a certain heroic grandeur in his look, manner, and conversation. چرا که او بسیار با استعدادست و من اغلب در نگاه، رفتار و بیانش نوعی شکوه قهرمانی حس کرده‌ام. mizan_test_en_fa I was certain he had given up the pursuit of his matrimonial scheme, مطمئن بودم حالا دیگر از پیگیری نقشه ازدواج خود صرف نظر کرده اما آنچه mizan_test_en_fa the sequel showed I was mistaken on both points. متعاقبا پیش آمد نشان داد که در هر دو مورد به خطا رفته بودم: mizan_test_en_fa He addressed me precisely in his ordinary manner, or what had, of late, با روش معمول خود، با روشی که از چندی قبل روش معمول او شده بود، با من به اختصار حرف زد. mizan_test_en_fa been his ordinary manner one scrupulously polite. حرف‌هایش مودبانه و حساب شده بود. mizan_test_en_fa No doubt he had invoked the help of the Holy Spirit to subdue the anger I had roused in him, بدون شک برای مقهور ساختن خشمی که در او برانگیخته بودم از روح القدس مدد گرفته بود، mizan_test_en_fa and now believed he had forgiven me once more. و حالا باور داشت که بار دیگر مرا بخشیده. mizan_test_en_fa promised that there should be no more death, neither sorrow nor crying, قول می‌داد که دیگر از آن پس هیچ مرگ، هیچ اندوه، هیچ شیون، mizan_test_en_fa nor any more pain, because the former things were passed away. و هیج درد و رنجی نخواهد بود زیرا که جهان، کهنه و نابود شده. mizan_test_en_fa especially as I felt, by the slight, indescribable alteration in sound, that in uttering them, به خصوص وقتی حس کردم که او ضمن مختصر تغییر غیر قابل توصیف صدای خود در موقع ادای آن کلمات، mizan_test_en_fa his eye had turned on me. چشمان خود را به سوی من برمی‌گرداند: mizan_test_en_fa was slowly, distinctly read, the fearful, the unbelieving, &c. , shall have their part in the lake which burneth with fire and brimstone, قسمت بعد از این را آهسته اما شمرده و واضح خواند لکن ترسندگان و بی ایمانان و خبیثان و قاتلان و زانیان و جادوگران و بت پرستان و جمیع دروغگویان نصیب ایشان در دریاچه افروخته شده به آتش و کبرین خواهد بود. mizan_test_en_fa A calm, subdued triumph, blent with a longing earnestness, marked his enunciation of the last glorious verses of that chapter. طرز بیان او در موقع خواندن آخرین آیات شکوهمند آن باب از مکاشفه که با جدیت شورانگیزی آن‌ها را قرائت می‌کرد ظاهرا برای او پیروزی معتدل و آرامی بود. mizan_test_en_fa I think, with a whispered hint from him, من هم چون تصور کردم در موقع خداحافظی با من یکی دو کلمه آهسته به زبان آورد، mizan_test_en_fa I tendered my hand, and wished him a pleasant journey. همچنان که دستم را برای خداحافظی به طرف او جلو برده بودم برایش سفر خوبی آرزو کردم. mizan_test_en_fa I listen to my duty, and keep steadily in view my first aim, من به وظیفه‌ام توجه دارم و همیشه هدف اصلیم برایم در درجه اول اهمیت است، و آن هدف این است، mizan_test_en_fa to do all things to the glory of God. که همه کارها را برای تکریم جلال خداوند انجام بدهم. mizan_test_en_fa Remember, we are bid to work while it is day, فراموش نکن که از ما خواسته شده تا روز تمام نشده کار کنیم، mizan_test_en_fa warned that the night cometh when no man shall work. چون به ما هشدار داده شده که وقتی شب فرا رسید کسی نخواهد توانست کار کند. mizan_test_en_fa his look was not, indeed, that of a lover beholding his mistress, نگاهش، در حقیقت، نگاه عاشقی نبود که به معشوق خود چشم دوخته، mizan_test_en_fa but it was that of a pastor recalling his wandering sheep, بلکه نگاه چوپانی بود که گوسفند گمشده خود را صدا می‌زند، mizan_test_en_fa or better, of a guardian angel watching the soul for which he is responsible. یا بهتر بگویم، نگاه فرشته نگهبانی بود که روح مورد حفاظت خود را می‌پاید. mizan_test_en_fa All men of talent, whether they be men of feeling or not; تمام اشخاص با استعداد، خواه دارای استعداد باشند خواه نه، mizan_test_en_fa whether they be zealots, or aspirants, or despots provided only they be sincere have their sublime moments, when they subdue and rule. خواه متعصب باشند و خواه مشتاق یا خودکامه، به شرط آن که صمیم و صادق باشند، در موقع اعمال سلطه و حاکمیت، هر کدام برای خود از نیروهای بزرگی برخوردارند. mizan_test_en_fa Yet I knew all the time, if I yielded now, با این حال، در طول تمام این لحظات می‌دانستم که اگر حالا تسلیم شود، mizan_test_en_fa I should not the less be made to repent, some day, of my former rebellion. دیگر در آینده کم‌ترین امکانی نخواهد بود که بتوانم تمرد از خواسته قلب خود را جبران کنم. mizan_test_en_fa I busied myself for an hour or two with arranging my things in my chamber, drawers, and wardrobe, in the order wherein I should wish to leave them during a brief absence. یکی دو ساعتی را با مرتب کردن اشیاء خود در اطاق، کمدها و اشکاف جالباسی سرگرم ساختم و آن‌ها را به صورتی درآوردم تا در غیبت کوتاه مدتم وضع منظمی داشته باشند. mizan_test_en_fa then vibrated thrice a cry on my startled ear, and in my quaking heart and through my spirit, which neither feared nor shook, بعد با گوش کنجکاو و قلب پرتپش خود از اعماق روحم سه بار فریادی را شنیدم که نه مرا ترساند و نه از شنیدن آن برخود لرزیدم بلکه حس کردم برایم شعف آورست. mizan_test_en_fa but exulted as if in joy over the success of one effort it had been privileged to make, independent of the cumbrous body. گفتی لذتی بود که در نتیجه کامیابی در یک تلاش خاص، و بیمدد جسم محنت زا حاصل شده باشد. mizan_test_en_fa They might have said, as I have no doubt they thought, آنها می‌توانستند بگویند، همچنان که شک نداشتم، mizan_test_en_fa that they had believed me to be without any friends save them: for, indeed, I had often said so; این فکر در ذهنشان گذشت، که یقین دارند من بجز آن‌ها دوست دیگری ندارم چون در واقع خود من غالبا این را به آن‌ها گفته بودم mizan_test_en_fa Having once explained to them that I could not now be explicit about my plans, چون یکبار به آن‌ها گفته بودم راجع به تصمیماتم برای آینده عجالتا می‌توانم با صراحت حرف بزنم، mizan_test_en_fa they kindly and wisely acquiesced in the silence with which I pursued them, آن‌ها عاقلانه و با مهربانی به سکوتی که آن‌ها را بدان ترغیب می‌کردم تن در دادن؛ mizan_test_en_fa soon after four I stood at the foot of the sign post of Whitcross, waiting the arrival of the coach which was to take me to distant Thornfield. کمی بعد از ساعت چهار در زیر علامت راهنمای جاده ویت کراس منتظر کالسکه عمومی بودم تا مرا به ثورنفیلد که خیلی با آن‌ها فاصله داشت برساند. mizan_test_en_fa It was the same vehicle whence, a year ago, I had alighted one summer evening on this very spot how desolate, and hopeless, and objectless! همان وسیله نقلیه‌ای بود که سال گذشته در عصر یک روز تابستانی درست در همین نقطه از آن پیاده شده بودم چقدر درمانده، ناامید و بیهدف! mizan_test_en_fa I had set out from Whitcross on a Tuesday afternoon, بعدازظهر یک روز سه شنبه از ویت کراس عازم شدم، mizan_test_en_fa and early on the succeeding Thursday morning the coach stopped to water the horses at a wayside inn, و پنجشنبه صبح زود کالسکه در جلوی یک مهمانسرای کنار جاده توقف کرد تا به اسب‌ها آب بدهند. mizan_test_en_fa situated in the midst of scenery whose green hedges and large fields and low pastoral hills how mild of feature and verdant of hue compared with the stern North Midland moors of Morton! این مهمانسرا در محلی قرار گرفته بود که منظره پرچینهای سبز، مزارع بزرگ و تپه‌های کم ارتفاع مخصوص چرای آن مثل خطوط چهره آشنای قدیمی من به نظر می‌رسیدند و این مناظر در مقایسه با خلنگزارهای خشک و وحشی قسمت‌های مرکز شمالی مورتن چه ظاهر مصفا و سرسبزی داشتند! mizan_test_en_fa met my eye like the lineaments of a once familiar face. Your master himself may be beyond the British Channel, for aught you know, تا آنجا که من می‌دانم، کارفرمایت ممکن است الان در آن طرف دریای مانش باشد، mizan_test_en_fa and then, if he is at Thornfield Hall, towards which you hasten, who besides him is there? و به فرض هم که در ثورنفیلد هال، که اینقدر با شتاب به آنجا می‌روی، زندگی کند آیا می‌دانی غیر از او چه کسی آنجاست؟ mizan_test_en_fa the very fields through which I had hurried, blind, deaf, distracted with a revengeful fury tracking and scourging me, on the morning I fled from Thornfield: سنگچین همان مزارعی که صبح آن روز با حالتی کور، کر و پریشان، با خشمی انتقامجویانه که مرا دنبال می‌کرد و چون تازیانه بر سرم فرود می‌آمد با عبور از میان آن‌ها از ثورنفیلد گریخته بودم؛ mizan_test_en_fa ere I well knew what course I had resolved to take, I was in the midst of them. حالا پیش از آن که تشخیص دهم از چه راهی دارم می‌روم دوباره در میان آن‌ها بودم و هر آن بر سرعت قدم‌های خود می‌افزودم. mizan_test_en_fa How fast I walked! چقدر تند حرکت می‌کردم! mizan_test_en_fa Another field crossed a lane threaded and there were the courtyard walls the back offices: the house itself, از مزرعه دیگری عبور کردم، جاده‌ای را پیمودم، بعد به دیوارهای حیاط، بعد از آن به اصطبل و سایر قسمت‌های پشت عمارت و سرانجام به خود ساختمان اصلی خانه رسیدم. mizan_test_en_fa My first view of it shall be in front, I determined, where its bold battlements will strike the eye nobly at once where I can single out my master's very window: با خاطر جمعی با خود گفتم: اولین منظره دیدنی نمای در ورودی عمارت است که کنگره‌های برجسته بالای آن، باشکوه تمام، چشم را نوازش می‌دهد. mizan_test_en_fa I rave: perhaps at this moment he is watching the sun rise over the Pyrenees, or on the tideless sea of the south. از همان جلو می‌توانم پنجره اطاق کارفرمایم را به وضوح ببینم؛ mizan_test_en_fa opening into the meadow, between two stone pillars crowned by stone balls. بعد، در حالی که سخت به وجد آمده بودم با خود گفتم: شاید در این لحظه دارد طلوع خورشید را بر فراز سلسله جبال پیرنه یا شاید روی دریای آرام جنوب مشاهده می‌کند. mizan_test_en_fa I advanced my head with precaution, این دروازه که به طرف چمن باز می‌شد در وسط دو ستون سنگی قرار داشت و بالای هر کدام از آن‌ها دو گوی بزرگ تعبیه شده بود. mizan_test_en_fa desirous to ascertain if any bedroom window blinds were yet drawn up: battlements, windows, long front all from this sheltered station were at my command. I wonder what they thought. با احتیاط سر خود را جلوتر بردم چون می‌خواستم از بسته بودن تمام پنجره‌های اطاق خواب اطمینان حاصل کنم؛ کنگره‌ها، پنجره‌ها و پیشنمای طولانی عمارت همه از این زاویه در دیدگاه من قرار داشتند. mizan_test_en_fa They must have considered I was very careful and timid at first, and that gradually I grew very bold and reckless. نمی‌دانم چه تصور می‌کردند؛ لابد متوجه شده بودند که من ابتدا بسیار محتاط و ترسو بودم اما بعد بع تدریج خیلی جسور و بی پروا شدم. mizan_test_en_fa A peep, and then a long stare; and then a departure from my niche and a straying out into the meadow; با دقت نگاه کردن، بعد خیره ماندن برای مدت طولانی، بعد بیرون آمدن از گوشه‌ای که ایستاده بودم، mizan_test_en_fa and a sudden stop full in front of the great mansion, and a protracted, hardy gaze towards it. بعد راه رفتن با گام‌های مردد بر روی چمن و بعد توقف ناگهانی در برابر پیشنمای آن عمارت بزرگ، باز هم متوجه ساختن نگاه طولانی و جسارت آمیز دیگری به طرف آن. mizan_test_en_fa How he calls aloud a name, and drops his burden, and gazes on it wildly! با چه صدای بلندی نامش را بر زبان می‌آورد و او را که در میان بازوان خود گرفته بود به زمین می‌اندازد و با وحشت به او خیره می‌شود! mizan_test_en_fa He thus grasps and cries, and gazes, بدینگونه گاهی او را در آغوش می‌گیرد، شیون می‌کند و با نگاه خیره به او می‌نگرد، mizan_test_en_fa because he no longer fears to waken by any sound he can utter by any movement he can make. چون دیگر واهمه‌ای ندارد از این که صدای حرف زدن یا حرکاتش آن خفته را بیدار کند. mizan_test_en_fa I looked with timorous joy towards a stately house: I saw a blackened ruin. من هم با خوشحالی بزدلانه‌ای آمده بودم تا به یک خانه مجلل نگاهی بیندازم اما آنچه می‌دیدم خانه‌ای بود که سوخته، سیاه و ویران شده بود. mizan_test_en_fa No need to cower behind a gate post, indeed! در واقع دیگر نیازی نبود پشت تیر چارچوب دروازه برای رعایت احتیاط دولا شوم تا این که کسی مرا نبیند، mizan_test_en_fa to peep up at chamber lattices, fearing life was astir behind them! تا از پشت پنجره‌های مشبک اطاق نشیمن آهسته سرک بکشم تا مبادا زندگی آرام اشخاص آن سوی پنجره را آشفته کنم! mizan_test_en_fa The front was, as I had once seen it in a dream, but a well like wall, پیشنمای عمارت، همانطور که یک وقت در رویا دیده بودم، چیزی جز یک دیوار پوسته پوسته نبود؛ mizan_test_en_fa very high and very fragile looking, perforated with paneless windows, ظاهر خیلی بلند و شکننده‌ای داشت که با پنجره‌های بدون شیشه و درگاهی مثل یک صفحه کاغذ سوراخ سوراخ به نظر می‌رسید؛ mizan_test_en_fa no roof, no battlements, no chimneys all had crashed in. نه سقفی، نه کنگره‌ای و نه دودکشی: همه چیز خرد و خاکستر شده بود. mizan_test_en_fa No wonder that letters addressed to people here had never received an answer: as well despatch epistles to a vault in a church aisle. پس هیچ تعجبی نداشت که به نامه‌های من به عنوان ساکنان اینجا اصلا جواب داده نشده بود؛ درست مثل این بود که من به مردگان مدفون در سرابه کلیسا نامه نوشته باشم. mizan_test_en_fa Winter snows, I thought, had drifted through that void arch, winter rains beaten in at those hollow casements; با خود گفتم برف از میان سقف که خراب و سوراخ شده بود به داخل ساختمان باریده و باران‌های زمستانی از میان آن پنجره‌های بدون شیشه به داخل ساختمان فرو ریخته، mizan_test_en_fa for, amidst the drenched piles of rubbish, spring had cherished vegetation: grass and weed grew here and there between the stones and fallen rafters. چون متوجه شدم که آن بارندگی‌ها باعث شده بودند از میان توده‌های مرطوب آشغال در فصل بهار گیاه وحشی بروید؛ در بین تمام سنگ‌ها و تیر و پرتوهای فرو ریخته علف‌های هرز روییده بود. mizan_test_en_fa My eye involuntarily wandered to the grey church tower near the gates, چشمانم ناخواسته به سمت برج خاکستری کلیسای نزدیک دروازه متوجه شد، mizan_test_en_fa and I asked, Is he with Damer de Rochester, sharing the shelter of his narrow marble house? و من از خود پرسیدم: آیا او با بانو راچستر به خانه کوچک خود پناه برده‌اند؟ mizan_test_en_fa I had some questions to ask him. می‌خواستم از او چند سؤال بپرسم. mizan_test_en_fa But when he complied, I scarcely knew how to begin; اما وقتی آماده پاسخگویی شد به درستی نمی‌دانستم سؤال‌ها را از کجا شروع کنم، mizan_test_en_fa such horror had I of the possible answers. چون از جواب‌هایی که احتمال داشت به من بدهد وحشت داشتم. mizan_test_en_fa Since he was not in the grave, I could bear, I thought, to learn that he was at the Antipodes. با خود گفتم حالا که توی قبر نیست می‌توانم با بردباری بشنوم که مثلا در آن طرف دنیا، در نقطه‌ای مقابل این نقطه که من بودم، چطور زندگی می‌کند. mizan_test_en_fa You are not perhaps aware, he continued, edging his chair a little nearer the table, and speaking low, that there was a lady a بعد، در حالی که صندلی خود را کمی نزدیک‌تر میز آورد و صدای خود را آهسته‌تر کرد گفت: شاید ندانید که در آن خانه یک زن، یک …. mizan_test_en_fa Mr. Rochester was about forty, and this governess not twenty; آقای راچستر تقریبا چهل سال داشت و آن معلمه هنوز بیست سالش نشده بود، mizan_test_en_fa and you see, when gentlemen of his age fall in love with girls, they are often like as if they were bewitched. و شما می‌دانید وقتی مرد چهل ساله‌ای عاشق یک دختر بشود مثل کسی است که طلسم شده باشد؛ mizan_test_en_fa Well, he would marry her. بله، می‌خواست با او ازدواج کند. mizan_test_en_fa an able woman in her line, and very trustworthy, این زن در کار خودش قابلیت و مهارت داشت و خیلی قابل اعتماد بود، mizan_test_en_fa but for one fault a fault common to a deal of them nurses and matrons, اما یک عیب داشت، عیبی که میان طبقه پرستار و زن‌های خانه دار یک چیز معمولی است؛ mizan_test_en_fa she kept a private bottle of gin by her, and now and then took a drop over much. این پرستار همیشه یک بطری مشروب جین با خودش داشت، و گاه به گاه از آن می‌نوشید. mizan_test_en_fa for when Mrs. Poole was fast asleep after the gin and water, برای این که وقتی خانم پول، پس از نوشیدن جین و آب، به خواب سنگینی فرو می‌رفت، mizan_test_en_fa the mad lady, who was as cunning as a witch, would take the keys out of her pocket, آن زن دیوانه، که مثل ساحره حیله‌گر بود، کلیدها را از جیب آن خانم بیرون می‌آورد، mizan_test_en_fa let herself out of her chamber, and go roaming about the house, doing any wild mischief that came into her head. از اطاقش خارج می‌شد، در خانه راه می‌افتاد و هر شرارتی را که به فکرش می‌رسید مرتکب می‌شد. mizan_test_en_fa for all Mr. Rochester sought her as if she had been the most precious thing he had in the world, با این حال، آقای راچستر مثل این که گرانبهاترین چیز روی زمین را از دست داده باشد درصدد پیدا کردن او برمی‌آید، mizan_test_en_fa he never could hear a word of her; اما کوچک‌ترین اطلاعی از او به دست نمی‌آورد. mizan_test_en_fa He would not cross the door stones of the house, except at night, when he walked just like a ghost about the grounds, اصلا از دروازه آن خانه پایش را بیرون نمی‌گذاشت بجز شب‌ها که درست مثل یک شبح در میان باغچه‌ها و باغ می‌گشت؛ mizan_test_en_fa and in the orchard as if he had lost his senses which it is my opinion he had; for a more spirited, bolder, keener gentleman مثل این که عقلش را از دست داده بود و به عقیده من همینطور هم بود، mizan_test_en_fa than he was before that midge of a governess crossed him, you never saw, ma'am. چون پیش از برخوردش با آن معلمه ریزه جثه من هیچ آقایی را از او دل زنده‌تر، شجاع‌تر و باهوش‌تر ندیده بودم، بانوی من. mizan_test_en_fa he went up to the attics when all was burning above and below, and got the servants out of their beds and helped them down himself, وقتی دید خانه از هر طرف دارد می‌سوزد به قسمت زیر شیروانی رفت و خدمتکاران را از رختخوابهاشان بیرون کشید و خودش به آن‌ها کمک کرد تا پایین بیایند. mizan_test_en_fa Some say it was a just judgment on him for keeping his first marriage secret, بعضی‌ها می‌گویند چون قضیه ازدواج اولش را از همه مخفی کرده، mizan_test_en_fa and wanting to take another wife while he had one living: but I pity him, for my part. و می‌خواسته در زمان زنده بودن زن اولش زن دیگری بگیرد دچار مکافات شده اما من، خودم، دلم به حالش می‌سوزد. mizan_test_en_fa As he came down the great staircase at last, after Mrs. Rochester had flung herself from the battlements, there was a great crash all fell. بالاخره بعد از آن که خانم راچستر خودش را از آن بالا پرت کرد او می‌خواست از راه پلکان بزرگ پایین بیاید که ناگهان صدای سقوط خیلی بزرگی شنیده شد؛ آن پلکان تماما پایین ریخت. mizan_test_en_fa if your post boy can drive me to Ferndean before dark this day, اگر چاپارت بتواند امروز پیش از تاریک شدن هوا مرا به فرن دین برساند، mizan_test_en_fa I'll pay both you and him twice the hire you usually demand. به هر دوی شما کرایه‌ای دو برابر آنچه معمولا می‌گیرید خواهم پرداخت. mizan_test_en_fa The manor house of Ferndean was a building of considerable antiquity, moderate size, خانه اربابی فرن دین یک ساختمان بسیار قدیمی بود، وسعت متوسطی داشت، mizan_test_en_fa and no architectural pretensions, deep buried in a wood. و از تزیینات معماری در آن خبری نبود. mizan_test_en_fa Ferndean then remained uninhabited and unfurnished, آن خانه در وسط یک درختستان قرار داشت. فرن دین، بنابراین، غیر مسکون و بدون اثاث باقی ماند. mizan_test_en_fa with the exception of some two or three rooms fitted up for the accommodation of the squire when he went there in the season to shoot. فقط دو سه اطاق را برای ارباب آماده کرده بودند تا در فصل شکار از آن‌ها استفاده کند. mizan_test_en_fa Even when within a very short distance of the manor house, خانه اربابی موقعیتش طوری بود که به علت تنه‌های ضخیم و تیره درخت‌های درختستان انبوه اطراف آن، mizan_test_en_fa you could see nothing of it, so thick and dark grew the timber of the gloomy wood about it. حتی وقتی آدم خیلی هم به آن نزدیک می‌شد، نمی‌توانست هیچ قسمتی از آن را ببیند. mizan_test_en_fa There was a grass grown track descending the forest aisle between hoar and knotty shafts and under branched arches. معبر من جاده پوشیده از علفی بود که از میان چندین تیر چوب بوی ناگرفته و گره دار و از زیر چند طاق در حاشیه جنگل به سمت پایین ادامه می‌یافت. mizan_test_en_fa I followed it, expecting soon to reach the dwelling; همچنان که این راه را طی می‌کردم انتظار داشتم زودتر به محل مسکونی برسم، mizan_test_en_fa but it stretched on and on, it would far and farther: no sign of habitation or grounds was visible. اما می‌دیدم که با پیچ و خم‌های تمام نشدنیش باز هم ادامه دارد؛ هیچ نشانه‌ای از محل سکونت آدمی یا حیاط و باغچه مشاهده نمی‌شد. mizan_test_en_fa I stayed my step, almost my breath, and stood to watch him to examine him, myself unseen, and alas! پایم از حرکت باز ایستاد. تقریبا نفسم هم همینطور چون می‌خواستم همانجا بایستم و، به طوری که خودم دیده نشوم، او را ببینم؛ با دقت نگاه کنم اما افسوس! mizan_test_en_fa A soft hope blest with my sorrow that soon I should dare to drop a kiss on that brow of rock, امید آرامبخشی با اندوهم آمیخت و مشتاق شدم که هر چه زودتر آن پیشانی سنگ گونه، mizan_test_en_fa and on those lips so sternly sealed beneath it. و آن لب‌ها را که چنان سخت و به هم فشرده شده‌اند بیباکانه ببوسم. mizan_test_en_fa I explained to them, in few words, that I had heard all which had happened since I left Thornfield, به اختصار برای آن‌ها توضیح دادم که تمام آنچه بعد از رفتن من از ثورنفیلد در آنجا اتفاق افتاده را شنیده‌ام، mizan_test_en_fa and that I was come to see Mr. Rochester. و حالا برای دیدن آقای راچستر به اینجا آمده‌ام. mizan_test_en_fa my life dark, lonely, hopeless my soul athirst and forbidden to drink زندگیم تاریک، تنها، خالی از امید؛ روحم سخت تشنه و در عین حال ممنوع از نوشیدن mizan_test_en_fa my heart famished and never to be fed. و قلب مشتاق و گرسنه اما برحذر از سیر شدن است. mizan_test_en_fa If you won't let me live with you, کاملا ثروتمند، آقا؛ اگر نگذارید اینجا با شما زندگی کنم، mizan_test_en_fa I can build a house of my own close up to your door, and you may come, می‌توانم نزدیک خانه شما از خودم خانه‌ای بسازم، و شما وقتی اوایل شب می‌خواهید با کسی چند کلمه حرف بزنید و تنها نباشید می‌توانید، mizan_test_en_fa and sit in my parlour when you want company of an evening. به خانه من بیایید و چند ساعتی آنجا پیش من بنشینید. mizan_test_en_fa But as you are rich, Jane, you have now, no doubt, اما، جین، چون تو حالا پولدار هستی بدون شک، mizan_test_en_fa friends who will look after you, and not suffer you to devote yourself to a blind lameter like me? دوست‌هایی داری که دنبال تو هستند و تحمل نخواهند کرد که زندگی خودت را در پای آدم نابینای افسرده‌ای مثل من صرف کنی. mizan_test_en_fa I find you lonely: I will be your companion to read to you, to walk with you, چون می‌بینم تنها هستید همدم شما خواهم شد تا برایتان کتاب بخوانم، با شما قدم بزنم، mizan_test_en_fa to sit with you, to wait on you, to be eyes and hands to you. پیش شما بنشینم، کارهایتان را انجام بدهم، برای شما چشم و دست باشم. mizan_test_en_fa Perhaps I had too rashly over leaped conventionalities, شاید از روی بیملاحظگی قرارداد سنتی حفظ فاصله میان او و خودم را زیر پا گذاشته بودم، mizan_test_en_fa and he, like St. John, saw impropriety in my inconsiderateness. و او، مثل سینت جان، در این گستاخی من در مورد عدم رعایت فاصله جنبه ناشایستی مشاهده کرده بود. mizan_test_en_fa an expectation, not the less certain because unexpressed, had buoyed me up, that he would claim me at once as his own. این انتظار، چون مطمئن بودم احتیاج به کوچک‌ترین توضیحی ندارد، باعث شده بود تصور کنم او بی تامل از من خواهد خواست همسر او بشوم؛ mizan_test_en_fa But no hint to that effect escaping him and his countenance becoming more overcast, I suddenly remembered that I might have been all wrong, and was perhaps playing the fool unwittingly; اما چون هیچ اشاره‌ای راجع به این موضوع نکرد و قیافه‌اش گرفته‌تر شد من ناگهان متوجه شدم که تا آن موقع کلا در اشتباه بودم و شاید بازیچه دست او شده بودم. mizan_test_en_fa No I have touched you, heard you, felt the comfort of your presence the sweetness of your consolation, نه، من تو را لمس کرده‌ام، صدایت را شنیده‌ام، از بودنت در اینجا احساس آسایش خاطر و تسلای دلپذیری به من دست داده، mizan_test_en_fa I cannot give up these joys. نمی‌توانم از این شادی‌ها صرف نظر کنم. mizan_test_en_fa You, perhaps, could make up your mind to be about my hand and chair, تو شاید بتوانی تصمیم بگیری که در دسترس من و در اطراف صندلی من باشی، mizan_test_en_fa to wait on me as a kind little nurse for you have an affectionate heart and a generous spirit, which prompt you to make sacrifices for those you pity , مثل یک پرستار مهربان به من خدمت کنی چون قلب مهربان و روح بزرگواری داری که تو را موظف می‌کند برای کسانی که قابل ترحم می‌دانی فدارکاری کنی، mizan_test_en_fa and that ought to suffice for me no doubt. و این بدون شک بایست برای من کافی بوده باشد. mizan_test_en_fa I, on the contrary, became more cheerful, and took fresh courage, من، برعکس، خوشحال‌تر از قبل شدم و تازه جرأت تازه‌ای پیدا کردم، mizan_test_en_fa these last words gave me an insight as to where the difficulty lay, این آخرین کلمات او به من نشان داد که اشکال کار در کجاست، mizan_test_en_fa and as it was no difficulty with me, I felt quite relieved from my previous embarrassment. و چون من در ازدواج او با خودم هیچ اشکالی نمی‌دیدم از نگرانی قبلی خود کاملا خلاص شدم. mizan_test_en_fa It is time some one undertook to rehumanise you, said I, parting his thick and long uncut locks, در حالی که زلف‌های انبوه و مدتها به حال خود رها شده‌اش را مرتب می‌کردم گفتم: الان وقت آن است که یک نفر اصلاح وضع ظاهر شما را بر عهده بگیرد، mizan_test_en_fa for I see you are being metamorphosed into a lion, or something of that sort. چون می‌بینم با این همه موی سر و رویتان به صورت شیر یا چیزی از این قبیل در آمده‌اید. mizan_test_en_fa On this arm, I have neither hand nor nails, he said, drawing the mutilated limb from his breast, and showing it to me. همچنان که عضو قطع شده خود را از زیر بغلش بیرون می‌آورد و به من نشان می‌داد گفت: در این دستم نه پنجه‌ای دارم نه ناخنی، mizan_test_en_fa It is a mere stump a ghastly sight! فقط یک تکه گوشت بیحس است با ظاهر زشت! mizan_test_en_fa After supper, he began to ask me many questions, بعد از صرف شام شروع کرد به سؤال کردن از من. mizan_test_en_fa of where I had been, what I had been doing, how I had found him out; چیزهای زیادی پرسید از این قبیل که کجا بوده‌ام، چه کار می‌کرده‌ام، چگونه توانستم او را پیدا کنم و غیره. mizan_test_en_fa A commonplace, practical reply, out of the train of his own disturbed ideas, was, وقتی متوجه شدم چه اندیشه‌های تیره و آشفته‌ای در ذهنش می‌گذرد و آن‌ها را با چنین عباراتی بیان می‌کند، mizan_test_en_fa I was sure, the best and most reassuring for him in this frame of mind. لازم دانستم با جوابی معمولی و عملی او را به بهترین و قاطعانه‌ترین وجهی از واقعیت امر مطمئن سازم. mizan_test_en_fa I passed my finger over his eyebrows, and remarked that they were scorched, بنابراین، انگشتانم را روی ابروانش مالیدم؛ او را متوجه ساختم که آن‌ها سوخته و از بین رفته‌اند، mizan_test_en_fa and that I would apply something which would make them grow as broad and black as ever. و من کاری خواهم کرد که دوباره برویند و مثل سابق پرپشت و مشکی شوند. mizan_test_en_fa beneficent spirit, when, at some fatal moment, you will again desert me passing like a shadow, ای روح نیکوکار، چون تو در یک لحظه شوم باز هم مرا تنها می‌گذاری و مثل یک سایه می‌گذری و ناپدید می‌شوی، mizan_test_en_fa whither and how to me unknown, and for me remaining afterwards undiscoverable? حالا به چه صورتی آن را دیگر نمی‌دانم؛ بعدها هم به تو دسترسی نخواهم داشت؟ mizan_test_en_fa I find you rather alarming, when I examine you close at hand: you talk of my being a fairy, الان که کنارتان ایستاده‌ام و از نزدیک به شما دست می‌زنم می‌بینم تا اندازه‌ای اظهار ترس می‌کنید و از جن و پری بودن من حرف می‌زنید mizan_test_en_fa If you twist in that way you will make me pull the hair out of your head, اگر سرتان را اینطور به هر طرف بچرخانید مجبور می‌شوم موهاتان را از روی سرتان بکنم، mizan_test_en_fa and then I think you will cease to entertain doubts of my substantiality. و آن وقت دیگر در واقعی بودن من هیچ شکی نخواهید داشت. mizan_test_en_fa By the bye, I must mind not to rise on your hearth with only a glass of water then, ضمنا، من نمی‌بایست به خوم اجازه بدهم که فقط با یک لیوان آب برای دیدنتان بیایم پس باید، mizan_test_en_fa I must bring an egg at the least, to say nothing of fried ham. اگر نه یک ران نمک سود خوک، دست کم یک تخم مرغ برایتان بیاورم. mizan_test_en_fa There, sir, you are redd up and made decent. خیلی خوب، آقا، حالا که ظاهرتان مرتب شد و خوشایند به نظر می‌رسید، mizan_test_en_fa Now I'll leave you: I have been travelling these last three days, and I believe I am tired. شما را تنها می‌گذارم؛ این سه روز گذشته را من همه‌اش در حال مسافرت بوده‌ام، و حس می‌کنم خیلی خسته هستم. mizan_test_en_fa nor did I refuse to let him, when seated, place me on his knee. وقتی نشست و مرا روی زانوی خود نشانید مخالفتی نشان ندادم، mizan_test_en_fa Why should I, when both he and I were happier near than apart? و چرا بایست نشان می‌دادم وقتی هر دویمان از نزد هم بودن بیشتر از دور بودن از یکدیگر احساس خوشبختی می‌کردیم؟ mizan_test_en_fa Oh, Jane, what did I feel when I discovered you had fled from Thornfield, آه، جین، وقتی فهمیدم از ثورنفیلد فرار کرده‌ای، mizan_test_en_fa and when I could nowhere find you, وقتی به هیچ وجه نتوانستم پیدایت کنم، mizan_test_en_fa and, after examining your apartment, ascertained that you had taken no money, و بعد از وارسی اطاقت مطمئن شدم که هیچ پولی، mizan_test_en_fa nor anything which could serve as an equivalent! یا چیز قابل فروشی با خودت نبرده‌ای هیچ می‌دانی چه حالی پیدا کردم؟ mizan_test_en_fa A pearl necklace I had given you lay untouched in its little casket, گردنبند مرواریدی که خودم به تو داده بودم همچنان دست نخورده توی جعبه کوچکش بود، mizan_test_en_fa your trunks were left corded and locked as they had been prepared for the bridal tour. و چمدان‌هایت که برای سفر ماه عسل آماده کرده بودی همانطور قفل و طناب پیچی شده باقی مانده بود. mizan_test_en_fa I softened considerably what related to the three days of wandering and starvation, ماجراهای مربوط به آن سه روز بیخانمانی و گرسنگی را تا اندازه‌ای به طور منتصر و بدون تأکید بر درد و رنجی که متحمل شده بودم ذکر کردم، mizan_test_en_fa because to have told him all would have been to inflict unnecessary pain, چون نقل آن وقایع جز آن که او را بیشتر غمگین کند هیچ ثمر دیگری نداشت، mizan_test_en_fa But if you wish me to love you, اما اگر بخواهید شما را دوست داشته باشم، mizan_test_en_fa could you but see how much I do love you, you would be proud and content. به شرطی که بتوانید میزان عشق من نسبت به خودتان را درک کنید، سرافراز و راضی خواهید بود. mizan_test_en_fa All my heart is yours, sir: تمام قلب من برای شماست، آقا؛ mizan_test_en_fa Plants will grow about your roots, whether you ask them or not, because they take delight in your bountiful shadow, چه بخواهید و چه نخواهید گیاهانی در اطراف ریشه‌تان خواهند رویید چون در زیر سایه فراوان شما با طراوت خواهند شد، mizan_test_en_fa and as they grow they will lean towards you, و همچنان که رشد می‌کنند به شما تکیه خواهند داد، mizan_test_en_fa and wind round you, because your strength offers them so safe a prop. در اطراف شما خواهند پیچید چون نیروی شما برای آن‌ها تکیه گاه مطمئنی خواهد بود. mizan_test_en_fa Hitherto I have hated to be helped to be led: henceforth, I feel I shall hate it no more. تا حالا از این که دستم را بگیرند و راهنمای من باشند نفرت داشتم اما حس می‌کنم از این به بعد دیگر نفرت نخواهم داشت. mizan_test_en_fa I did not like to put my hand into a hireling's, but it is pleasant to feel it circled by Jane's little fingers. دوست نداشتم دستم را دست یک خدمتکار بگذارم اما حالا برایم دلپذیرست که حس کنم انگشت‌های کوچک جین دور انگشت‌هایم حلقه شده. mizan_test_en_fa Some days since: nay, I can number them four; it was last Monday night, چند روز قبل، یا دقیق‌تر بگویم چهار روز قبل، دوشنبه شب گذشته، mizan_test_en_fa a singular mood came over me: one in which grief replaced frenzy sorrow, sullenness. حالت عجیبی پیدا کردم، حالتی که شوریدگی و بدخلقی جایش را به تأثر و غم داده بود. mizan_test_en_fa I had long had the impression that since I could nowhere find you, you must be dead. مدت‌ها بود تصور می‌کردم که چون هیچ جا نتوانسته‌ام تو را پیدا کنم پس لابد مرده‌ای. mizan_test_en_fa Late that night perhaps it might be between eleven and twelve o'clock ere I retired to my dreary rest, در دیر وقت آن شب، احتمالا بین ساعت یازده و دوازده، پیش از آن که به رختخواب پر غم و رنجم پناه ببرم، mizan_test_en_fa I supplicated God, that, if it seemed good to Him, I might soon be taken from this life, and admitted to that world to come, where there was still hope of rejoining Jane. از خداوند تمنا کردم که اگر مشیت او اقتضا می‌کند، مرا زودتر از این جهان ببرد و وارد دنیای دیگری کند که در آنجا هنوز امید دیدار جین هست. mizan_test_en_fa some superstition I have in my blood, and always had, البته خرافه پرستی تا حدی در خون من هست و همیشه بوده، با این حال، mizan_test_en_fa nevertheless, this is true true at least it is that I heard what I now relate. این حقیقت دارد دست کم آنچه با گوش خودم شنیدم و الان برایت نقل می‌کنم حقیقت دارد. mizan_test_en_fa perhaps your soul wandered from its cell to comfort mine; شاید روحت از جایگاهش بیرون آمده بود تا روح مرا تسلی بدهد چون صدا صدای تو بود، mizan_test_en_fa for those were your accents as certain as I live they were yours! همینطور که حالا به زنده بودن خودم یقین دارم مطمئن بودم که صدای تو بود! mizan_test_en_fa Reader, it was on Monday night near midnight that I too had received the mysterious summons, خواننده می‌داند که حوالی نیمه شب دوشنبه بود که من هم آن فراخوانی‌های مرموز را شنیدم، mizan_test_en_fa those were the very words by which I replied to it. عینا همان کلماتی بودند که من به آن‌ها جواب دادم. mizan_test_en_fa If I told anything, my tale would be such as must necessarily make a profound impression on the mind of my hearer: and that mind, اگر چیزی می‌گفتم داستان من به گونه‌ای بود که لزوما اثر عمیقی بر روح مخاطبم می‌گذاشت، mizan_test_en_fa yet from its sufferings too prone to gloom, needed not the deeper shade of the supernatural. در حالی که آن روح، که هنوز مستعد آشفتگی و پریشانی بود، دیگر به انگیزه تکان دهنده‌تر ماوراء طبیعی نیازی نداشت. mizan_test_en_fa You cannot now wonder, continued my master, that when you rose upon me so unexpectedly last night, کارفرمایم به سخن خود ادامه داد: حالا دیگر جای تعجب نیست که وقتی تو دیشب آنطور غیر منتظره در برابرم ظاهر شدی، mizan_test_en_fa I had difficulty in believing you any other than a mere voice and vision, چرا آنقدر برایم مشکل بود باور کنم که تو فقط صدا و تصویر نیستی. mizan_test_en_fa something that would melt to silence and annihilation, as the midnight whisper and mountain echo had melted before. تصور می‌کردم هر آن ممکن است ناپدید بشوی و جز سکوت و نیستی چیزی از تو باقی نماند همانطور که آن صدای نجوای نیمه شب و انعکاسش در کوهستان قبلا ناپدید شده بود. mizan_test_en_fa He put me off his knee, rose, and reverently lifting his hat from his brow, مرا از روی زانویش پایین گذاشت، برخاست، به علامت احترام کلاهش را برداشت، mizan_test_en_fa and bending his sightless eyes to the earth, he stood in mute devotion. و در حالی که سرش را خم کرده و چشمان بیفروغ خود را متوجه زمین ساخته بود برای دعا بیحرکت ایستاد. mizan_test_en_fa The housekeeper and her husband were both of that decent phlegmatic order of people, خانه دار و شوهرش، هر دو، از آن نوع افراد متین و شایسته‌ای بودند که، mizan_test_en_fa to whom one may at any time safely communicate a remarkable piece of news without incurring the danger of having one's ears pierced by some shrill ejaculation, انسان در هر موقع می‌تواند با اطمینان خبر مهمی به آن‌ها بدهد بدون هیچگونه بیمی‌از این که آن‌ها با پرگویی آزارنده‌شان حوصله‌اش را سر ببرند، mizan_test_en_fa and subsequently stunned by a torrent of wordy wonderment. و با اظهار حیرت‌های توأم با الفاظی او را گیج و خسته کنند. mizan_test_en_fa the ladle with which she was basting a pair of chickens roasting at the fire, did for some three minutes hang suspended in air; ملعقه‌ای که با آن روی یک جفت جوجه کبابی روغن می‌ریخت یکی دو دقیقه‌ای در هوا معلق ماند، mizan_test_en_fa and for the same space of time John's knives also had rest from the polishing process: و همینطور در این یکی دو دقیقه کاردهایی که در مرحله صیقلی شدن بودند استراحت کردند. mizan_test_en_fa I wrote to Moor House and to Cambridge immediately, to say what I had done: fully explaining also why I had thus acted. فورا به مور هاوس و همینطور به کمبریج نامه نوشتم تا ماوقع را به اطلاع بستگانم برسانم، و علت این کارم را به تفصیل توضیح دهم. mizan_test_en_fa She had better not wait till then, Jane, said Mr. Rochester, when I read her letter to him; if she does, she will be too late وقتی نامه‌اش را برای آقای راچستر خواندم گفت: بهترست تا آن موقع صبر نکند، جین؛ اگر صبر کند خیلی دیر خواهد شد چون ماه عسل ما تا آخر عمرمان طول خواهد کشید. mizan_test_en_fa How St. John received the news, I don't know: he never answered the letter in which I communicated it: این که سینت جان پس از اطلاع یافتن از خبر ازدواج من چه عکس العملی داشته نمی‌دانم چون به نامه من که حامل آن خبر بود اصلا جوابی نداد. mizan_test_en_fa I soon asked and obtained leave of Mr. Rochester, to go and see her at the school where he had placed her. کمی‌بعد از ازدواجمان از آقای راچستر خواستم، و موفق به کسب اجازه از او شدم، که بروم و آن دختر را در مدرسه‌ای که گذاشته بودش ببینم. mizan_test_en_fa So I sought out a school conducted on a more indulgent system, بنابراین، آموزشگاهی را پیدا کردم که هم با روش آزادانه‌تر و آسان‌تری اداره می‌شد، mizan_test_en_fa and near enough to permit of my visiting her often, and bringing her home sometimes. و هم به حد کافی به خانه‌مان نزدیک بود تا من بتوانم غالبا به او سر بزنم و گاهی او را به خانه بیاورم. mizan_test_en_fa By her grateful attention to me and mine, she has long since well repaid any little kindness I ever had it in my power to offer her. اکنون که مدت‌ها از آن زمان می‌گذرد می‌بینم نسبت به من و همسرم بسیار حقشناس است؛ می‌کوشد هر محبت اندکی را هم که توانسته بودم در حقش انجام دهم به خوبی جبران کند. mizan_test_en_fa My tale draws to its close: one word respecting my experience of married life, در اینجا داستانم دارد به پایان خود نزدیک می‌شود لازم می‌دانم چند کلمه‌ای راجع به وضع زندگی زناشوئیم بنویسم، mizan_test_en_fa and one brief glance at the fortunes of those whose names have most frequently recurred in this narrative, and I have done. و همچنین به عاقبت کار کسانی که نامشان در این کتاب زیاد تکرار شده اشاره کوتاهی کنم تا حق مطلب ادا شده باشد. mizan_test_en_fa never did I weary of gazing for his behalf, من هیچوقت از دیدن به جای او خسته نمی‌شدم، mizan_test_en_fa and of putting into words the effect of field, tree, town, river, cloud, sunbeam of the landscape before us; of the weather round us, و همینطور از به صورت کلام درآوردن تأثیرات مزارع، درختان، شهرها، رودخانه‌ها، ابرها و اشعه آفتاب تأثیرات چشم انداز مقابلمان و هوای اطرافمان، mizan_test_en_fa and impressing by sound on his ear what light could no longer stamp on his eye. و هر آنچه چشمانش از دیدن آن‌ها عاجز بود. mizan_test_en_fa Firm, faithful, and devoted, full of energy, and zeal, and truth, he labours for his race, احساسات حاصل از آنچه می‌دیدم را با صدای خود در گوشش بازگو می‌کردم. در حالی که همچنان استوار، مومن، فداکار، پرتوان، غیرتمند و صادق است، mizan_test_en_fa he clears their painful way to improvement; he hews down like a giant the prejudices of creed and caste that encumber it. برای همنوعان خود تلاش می‌کند، راه پر مشقت آنها به سوی اصلاح و پیشرفت را هموار می‌سازد و تعصبات عقیدتی و فرقه‌ای را که سد آن راهاند نابود می‌کند. mizan_test_en_fa His is the exaction of the apostle, who speaks but for Christ, when he says: سختگیریش مثل سختگیری یکی از رسولان است که به نام مسیح موعظه می‌کرد و از قول او می‌گفت: mizan_test_en_fa Whosoever will come after me, let him deny himself, and take up his cross and follow me. هر که خواهد از عقب من آید باید خویشتن را انکار کند و صلیب خود را برداشته مرا متابعت کند. mizan_test_en_fa His is the ambition of the high master spirit, which aims to fill a place in the first rank of those who are redeemed from the earth, جاه طلبیش جاه طلبی شدید روح بزرگی است که هدفش جایگزین در مقام درجه اول در میان نجات یافتگان از دنیای خاکی است، mizan_test_en_fa who stand without fault before the throne of God, who share the last mighty victories of the Lamb, که بدون گناه در برابر عرش خداوند می‌ایستند و در آخرین پیروزی‌های عظیم بره سهیمند، mizan_test_en_fa who are called, and chosen, and faithful. و برگزیدگان و مومنان نامیده می‌شوند. mizan_test_en_fa I know that a stranger's hand will write to me next, to say that the good, می‌دانم نامه بعدی او را دست غریبه‌ای برایم خواهد نوشت حاکی از این که آن خادم خوب، mizan_test_en_fa and faithful servant has been called at length into the joy of his Lord. و باوفا سرانجام برای برخورداری از شادمانی حضور خداوند خود نزد او فرا خوانده شد، mizan_test_en_fa And why weep for this? و چرا برای چنین واقعه‌ای بگرییم؟ mizan_test_en_fa ;I'm a plain man; rum and bacon and eggs is what I want, درباره‌ی غذا و تخم‌مرغ که در چربی پخته می‌شود زیاد سختگیر نیستم، mizan_test_en_fa and that head up there for to watch ships off. و به همین‌ها و اتاقی که از آنجا رفت و آمد کشتی‌ها را در خلیج تماشا کنم، قانعم. mizan_test_en_fa he had none of the appearance of a man who sailed before the mast, but seemed like a mate or skipper accustomed to be obeyed or to strike. به نظر نمی‌رسید ملوان ساده‌ای باشد و چنین می‌نمود که اگر ناخدا نباشد دست کم معاون ناخداست و عادت به زدن و بستن و فرمان دادن و فرمانبرداری کردن دارد. mizan_test_en_fa but before the week was out he was sure to think better of it, bring me my four penny piece, لیکن یقین و اطمینان داشتم که پیش از پایان هفته خلق و خویش بهتر خواهد شد و سکه‌ی نقره را در کف دستم خواهد نهاد mizan_test_en_fa How that personage haunted my dreams, I need scarcely tell you. لازم به گفتن نیست که این ملوان یک پا، این مرد اسرارآمیز تا چه حد ذهن کودکانه مرا به خود مشغول می‌داشت، من هر شب خواب او را می‌دیدم. mizan_test_en_fa And altogether I paid pretty dear for my monthly four penny piece, in the shape of these abominable fancies. خلاصه کلام این‌که سکه‌ی چهار پنسی که سر هر ماه از او می‌گرفتم هیچ به این اوهام و اشباح و رویاها و کابوس‌های آشفته و هراس‌انگیز و خواب‌های پریشان نمی‌ارزید وانی چهار پنس برای من بسیار گران تمام می‌شد. mizan_test_en_fa and then he would sometimes sit and sing his wicked, old, wild sea songs, minding nobody; و در آن حال گاه می‌نشست و بی‌آنکه توجه و اعتنایی به کسی بکند تصنیف ملوانی زشت و خشن و قدیمی خود را به آواز بلند می‌خواند، mizan_test_en_fa sometimes he would call for glasses round and force all the trembling company to listen to his stories or bear a chorus to his singing. گاه نیز همه‌ی حاضران را وادار می‌کرد که گیلاس‌های خود را با هم بلند کنند و بنوشند و آنان را که از ترس می‌لرزیدند بر آن می‌داشت که به داستان‌های بی‌سروته او گوش بدهند و یا دسته‌جمعی در خواندن تصنیف با او هم آوازی کنند. mizan_test_en_fa Dreadful stories they were about hanging, and walking the plank, and storms at sea, and the Dry Tortugas, آن‌ها داستان‌های هراس‌انگیز و ترسناکی بودند درباره‌ی به دار آویخته شدن‌ها، شکنجه‌ها، طوفان‌ها و گرداب‌ها و جزیره‌ی لاک‌پشتان خشگ، mizan_test_en_fa and wild deeds and places on the Spanish Main. و کارهای وحشیانه و بندرهای اسپانیایی امریکا. mizan_test_en_fa for he kept on staying week after week, and at last month after month, so that all the money had been long exhausted, زیرا هفته‌ها و هفته‌ها و سرانجام ماه‌ها و ماه‌ها او در مهمانخانه‌ی ما مانده بود و دیگر از چند سکه‌ی زر او چیزی باقی نمانده بود، mizan_test_en_fa I remember the appearance of his coat, which he patched himself upstairs in his room, and which, before the end, was nothing but patches. به یاد دارم که نیمتنه‌ی او، که او خود آن را در اتاق خویش وصله و پینه می‌کرد، چندان کهنه و مندرس شده بود که به‌صورت چهل تکه‌ای درآمده بود. mizan_test_en_fa observing the contrast the neat, bright doctor, with his powder as white as snow and his bright, که چه تباین و اختلاف بزرگی میان این دکتر که مردی بود پاکیزه و باسلیقه و همان روز صورتش را تراشیده بود و جامه‌های بسیار پاکیزه و مرتب، mizan_test_en_fa black eyes and pleasant manners, made with the coltish country folk, چشمان سیاه، نگاه‌های خوش‌حالت و رفتاری متین داشت، mizan_test_en_fa and above all, with that filthy, heavy, bleared scarecrow of a pirate of ours, sitting, far gone in rum, with his arms on the table. و دهقانان خشن و خاصه مهمان چرک و کثیف ما که دزد دریایی لوچ و بی‌ادبی بود که چندان می‌نوشید که چون گاوی وحشی می‌شد و مشت روی میز می‌کوفت، وجود داشت. mizan_test_en_fa But you won't peach unless they get the black spot on me, or unless you see that Black Dog again or a seafaring man with one leg, اما جیم تو پیش از آنکه آنان خال سیاه را به سراغم بفرستند و یا سگ سیاه و ملوان یک پا مخصوصا این یکی را نبینی این راز نباید به کسی بگویی، mizan_test_en_fa just the same whistle that had alarmed my mother and myself over the dead captain's money was once more clearly audible through the night, درست در همین دم صفیری که من و مادرم را در موقع شمردن پول‌های ناخدا از خطر آگاه کرده بود، دوباره در خاموشی شب به روشنی بسیار شنیده شد، mizan_test_en_fa I had thought it to be the blind man's trumpet, so to speak, summoning his crew to the assault, من با خود اندیشیدم که این صفیر در واقع شیپور حمله‌ای است که کور برای دار و دسته خود می‌نوازد و فرمان یورش به آنان می‌دهد، mizan_test_en_fa He was a tall man, over six feet high, and broad in proportion, and he had a bluff, rough and ready face, all roughened and reddened and lined in his long travels. او مردی بود بلند بالا، که بیش از شش‌پا قد داشت و به تناسب قدش پهنا، با چهره‌ای که مسافرت‌های دور و دراز آن را زبر و خشن و سوخته و پرچین کرده بود. mizan_test_en_fa such as a man with a pen in his hand might make for idleness or practice. خطوطی که گفتی به‌دست کسی نوشته شده بودند که قلم به‌دست گرفته و نمی‌دانسته است چه می‌خواهد بنویسد و یا می‌خواسته است قلم را آزمایش کند. mizan_test_en_fa when this story begins only the cupolas of a dozen old villas rotted like water lilies among the massed pines between Gausse's Hotel des trangers and Cannes, five miles away. با شروع این داستان گنبدهای چند ویلای قدیمی در لابه‌لای انبوهی از کاج‌هایی که در فاصله‌ی چند مایلی بین هتل گاس اترانژه و شهر کن قرار داشت، هم‌چون لاله‌های پوسیده‌ی مرداب بودند mizan_test_en_fa In the early morning the distant image of Cannes, هر صبح زود تصویر دوردست شهر کن، mizan_test_en_fa the pink and cream of old fortifications, the purple Alp that bounded Italy, were cast across the water برج‌های قدیمی قهوه‌ای و صورتی‌رنگ و کوه بنفش آلپ که مرز ایتالیا را مشخص می‌کرد، بر بستر آب می‌افتاد mizan_test_en_fa Yet one remembered them afterward the young forehead with its furrows of fretful and unprofitable pain. با این‌همه بعد از جدا شدن از او، پیشانی جوانش که با چین و چروک‌هایی ناشی از اخم و غصه‌های بی‌ثمر پوشیده شده بود، از یاد می‌رفت، و جذابیت چشمانش در خاطر زنده می‌شد. mizan_test_en_fa she did not know that there would be another transition presently from the utter absorption of the swim to the garrulity of the Provential lunch hour. در آن لحظه رزماری نمی‌دانست که از این غرق شدن در شنا تا ساعت ناهار که در این بخش از زمین با پرحرفی می‌گذرد، مرحله‌ی گذار دیگری هم هست. mizan_test_en_fa Amiens was an echoing purple town, still sad with the war, as some railroad stations were: the Gare du Nord and Waterloo station in London. شهر کوچک آمینز از خود رنگی کبود بازمی‌تاباند و در این شهر هم‌چون برخی از ایستگاه‌های قطار، از جمله ایستگاه گیر دو نورد و واترلو در لندن، هنوز ردپای جنگ دیده می‌شد و از آن غم می‌بارید. mizan_test_en_fa Then, leaving infinitesimal sections of Wurtemburgers, Prussian Guards, Chasseurs Alpins, سپس گروه‌های بسیار کوچکی از سربازهای ورتم‌بورگی و پروسی، جنگ‌جویان آلپی، mizan_test_en_fa Manchester mill hands and old Etonians to pursue their eternal dissolution under the warm rain, کارگران کارخانه‌ی منچستر و دانشجویان دانشکده‌ی اتون را در گورهای‌شان رها کردند تا زیر باران گرم، نابودی ابدی‌شان را دنبال کنند. mizan_test_en_fa along indeed, he had made a quick study of the whole affair, simplifying it always until it bore a faint resemblance to one of his own parties. دیک همه را به سرعت مرور کرد و مثل همیشه چنان ساده جلوه‌شان داد که به گونه‌ای شبیه به یکی از جشن‌هایی شد که خودش برگزار می‌کرد. mizan_test_en_fa Nicole was a force not necessarily well disposed or predictable like her mother an incalculable force. رزماری در حضور نیکول احساس فشار می‌کرد و به‌رغم فشار، فشاری کاملا متعادل و پیش‌بینی‌پذیری که در حضور مادرش احساس می‌کرد، این فشار از هر جهت ناشناخته بود. mizan_test_en_fa but Mrs. Speers was so sure of Rosemary's beauty and had implanted in her so much ambition, that she was willing to gamble the money on ;advantages;; ولی خانم اسپیرز آن‌قدر از زیبایی رزماری خاطرش جمع بود و تخم بلندپروازی در او کاشته بود که از باختن پول بر سر موفقیتش هیچ ابایی نداشت mizan_test_en_fa Then holding her in the hollow of his arm he rubbed his cheek against her cheek's softness, and then looked down at her for another long moment. بعد او را در انحنای بازویش نگه داشت و گونه‌اش را روی نرمی گونه‌ی او مالید و دوباره سرش را پایین آورد و مدتی در صورتش خیره شد. mizan_test_en_fa and was chilled by the innocence of her kiss, by the glance that at the moment of contact looked beyond him out into the darkness of the night, the darkness of the world. و از بی‌گناهی بوسه‌ی دخترک و از نیم‌نگاهی که در لحظه‌ی تماس از روی دیک گذشت و به تاریکی شب و تاریکی دنیا خیره شد، به خود لرزید. mizan_test_en_fa She assumed that they were dull and stereotyped people, and drunken people, or tiresome, insistent people, or any of the sorts of people that the Divers avoided. رزماری گمان کرد که آن‌ها مشتی آدم‌های ملال‌آور کلیشه‌ای‌اند یا عده‌ای مست و تهوع‌آور، یا مزاحم و پاپیچ دیگران یا آن گروهی که دایورها از آن‌ها گریزانند. mizan_test_en_fa and after a series of semi military turns, shifts, and marches she found herself presumably talking to a neat, slick girl with a lovely boy's face, و بعد از چند دور رفت و برگشت و قدم‌رو نیمه نظامی توانست با دختری تمیز و جذاب که صورتی پسرانه و دوست‌داشتنی است، وارد گفت‌وگو شود، mizan_test_en_fa They stopped thinking with an almost painful relief, اما دیری نپایید که با آسودگی خاطری دردناک از فکر کردن، mizan_test_en_fa stopped seeing; they only breathed and sought each other. و حتی از نگاه کردن دست برداشتند؛ فقط نفس می‌کشیدند و در جست‌وجوی هم بودند. mizan_test_en_fa They were both in the gray gentle world of a mild hangover of fatigue when the nerves relax in bunches like piano strings, and crackle suddenly like wicker chairs. هر دو هم‌چون لحظه‌ای که عصب‌ها مثل تارهای پیانو، دسته‌ای به خواب می‌روند و ناگهان چون صندلی‌ای حصیری به ترق و تروق می‌افتد، به دنیای تیره و آرامی از خماری خستگی وارد شدند. mizan_test_en_fa They reached the hotel and Rosemary walked a little behind him, to admire him, to adore him. جلو هتل پیاده شدند و به سمت خیابان به راه افتادند. رزماری کمی از دیک فاصله گرفت تا او را از پشت سر تمجید کند و بستاید. mizan_test_en_fa Dick's parties were all concerned with excitement, and a chance breath of fresh night air was the more precious for being experienced in the intervals of the excitement. همه‌ی جشن‌های دیک برای ایجاد هیجان و یافتن فرصتی برای تنفس هوای تازه‌ی شب بود که این لحظه در میان لحظه‌های متناوب هیجان، ارزش بیش‌تری داشت. mizan_test_en_fa People joined them as if by magic, accompanied them as specialists, almost guides, through a phase of the evening, هر آینه گروه جدیدی به آن‌ها می‌پیوست. mizan_test_en_fa ;The afternoon you took me to that funny ball you know, St. مثل این بود که جادو می‌شدند و آن‌ها را در مسیر شب به عنوان خبره و راه‌بلد دنبال می‌کردند. mizan_test_en_fa Genevieve's ; he began. ناگهان شروع به حرف زدن کرد: آن بعد از ظهری که من را به آن سالن رقص مسخره بردید، می‌دانی کجا را می‌گویم، سالن سنت جنویو … mizan_test_en_fa hurrying at the blind places lest he miss Rosemary's coming out of the studio. و با عجله بناهایی را که در ورودی استودیو را از میدان دیدش پنهان می‌کردند، پشت سر می‌گذاشت تا مبادا رزماری را به هنگام خروج از ساختمان نبیند. mizan_test_en_fa Ashamed at promising so much to these poor Englishmen, with his fine manners, his air of having the key to security, از این که انگلیسی‌های بیچاره از رفتار خوب و امنیت مالی او متأثر بودند و تصور می‌کردند که او پول بیش‌تری به آن‌ها می‌پردازد شرمنده بود mizan_test_en_fa said Beth, stroking the rough head with a hand that all the dish washing and dusting in the world could not make ungentle in its touch. بت در حالی‌که کله‌ی درهم ریخته‌ای را که روی زانویش تکیه داده بود، با دست‌هایش که حتی پرزحمت‌ترین ظرفشویی‌های عالم نیز نمی‌توانست از محبت و حساسیت آن‌ها بکاهد، نوازش می‌کرد گفت: mizan_test_en_fa Your airs are funny now, شاید خودنمایی تو حالا بامزه باشد، mizan_test_en_fa but you'll grow up an affected little goose, ولی اگر اهمیت ندهی و این اخلاقت را اصلاح نکنی، mizan_test_en_fa if you don't take care. وقتی بزرگ شدی مبدل به یک غاز ظاهرساز خواهی شد! mizan_test_en_fa which appeared to see everything, and were by turns fierce, funny, or thoughtful. که به نظر می‌آمد هیچ‌وقت هیچ چیز از این چشمان تیزبین پنهان نمی‌ماند. mizan_test_en_fa a flyaway look to her clothes, and the uncomfortable appearance of a girl who was rapidly shooting up into a woman and didn't like it. چون گاهی حالت آن‌ها خشمناک، زمانی خنده‌آور و گاهی هم متفکر به نظر می‌رسیدند. که وقتی لباس دخترانه می‌پوشید، خیلی بی‌قواره به‌نظر می‌رسید و به این دلیل خودش این حالت را دوست نداشت و میل داشت، ادای پسرها را دربیاورد. mizan_test_en_fa You won't stop, I know, as long as you can trail round in a white gown with your hair down, and wear gold paper jewelry. تو نباید دست از بازی بکشی. تو تنها کسی هستی که می‌توانی در آن لباس سفید بلند و با آن تاج طلایی کاغذی آن‌طور خوب بازی کنی. mizan_test_en_fa but remind them that while we wait we may all work, ولی به آن‌ها یادآوری کن که ما در همان حال که منتظر دیدار یکدیگر هستیم، mizan_test_en_fa so that these hard days need not be wasted. می‌توانیم کاری بکنیم که این روزهای سخت به هدر نرفته باشند. mizan_test_en_fa that when I come back to them I may be fonder, بنابراین می‌دانم که وقتی به خانه بازگردم، بیش از پیش به وجود آن‌ها، mizan_test_en_fa and prouder than ever of my little women.' این بانوان کوچک خودم افتخار خواهم کرد و دوستشان خواهم داشت. mizan_test_en_fa but wiped away her tears with the blue army sock and began to knit with all her might, ولی بعد از این‌که اشک‌هایش را با آن جورابی که داشت می‌بافت پاک کرد، گویی نیرویی تازه یافته باشد، با تمام قوا شروع کرد به بافتن، mizan_test_en_fa while she resolved in her quiet little soul to be all that Father hoped , و سعی کرد درست آن حالتی را که پدرش همیشه دوست داشت به خود بگیرد، mizan_test_en_fa to find her when the year brought round the happy coming home. تا وقتی وی به خانه باز می‌گردد، او را در آن حال ببیند. mizan_test_en_fa and a few words written by their mother, ولی در صفحه‌ی داخلی آن چند کلمه که به خط مادرش بود، mizan_test_en_fa which made their one present very precious in their eyes. به چشم می‌خورد که صد چندان ارزش این هدیه‌ی کوچک را در نظر آن‌ها بالا برد. mizan_test_en_fa said Beth, looking proudly at the somewhat uneven letters which had cost her such labor. بت گفت در حالی که با غرور به حروف ناهموار و کج و کوله‌ای که روی دستمال‌ها گلدوزی شده بودند، چشم دوخته و دائما به آن‌ها دست می‌کشید mizan_test_en_fa I thought it was better to do it so, because Meg's initials are M. چون اول اسم و فامیل مگ هم ام. ام. mizan_test_en_fa M. , and I don't want anyone to use these but Marmee,' است، بنابراین من خواستم این طوری بدوزم تا کسی جز مارمی نتواند از این دستمال‌ها استفاده کند. mizan_test_en_fa As she spoke, Amy showed the handsome flask which replaced the cheap one, ایمی همان طور که داشت حرف می‌زد، یک شیشه اودکلن بسیار زیبا و گران‌قیمت را که به جای آن یکی شیشه‌ی ارزان قیمت قبلی خریده بود، نشان دخترها داد mizan_test_en_fa Another bang of the street door sent the basket under the sofa, در این موقع یک صدای دیگر از جانب در، باز هم سبد کذابی را به زیر کاناپه، mizan_test_en_fa and the girls to the table, eager for breakfast. و دخترهای هیجان‌زده را به کنار میز صبحانه‌ی اشتهاانگیز صبح کریسمس کشاند. mizan_test_en_fa Mrs. Gardiner would be happy to see Miss March and Miss Josephine at a little dance on New Year's Eve. خانم گاردینر خوشوقت خواهد بود که دوشیزه مارچ و دوشیزه جوزفین را فردا شب در مهمانی کوچکی که به مناسبت شب سال نو ترتیب داده است زیارت نماید. mizan_test_en_fa Don't put your hands behind you, or stare, or say Christopher Columbus!' و ضمنا راستی باید یادت باشه که نباید دست‌هایت را مثل پسربچه‌ها پشتت نگه داری و یا این‌که تکیه کلام مسخره‌ی کریستف کلمب را هی تکرار نکنی! mizan_test_en_fa Simple as the toilets were, there was a great deal of running up and down, laughing and talking, و با وجودی که بزک و آرایشی در کار نبود، ولی همین طور دائما مشغول بالا و پایین دویدن از پله‌ها بوده و با خنده و صحبت تمام خانه را پر کرده بودند. mizan_test_en_fa It is one of her aristocratic tastes, and quite proper, خوب این یکی از آن سلیقه‌های اشرافی ماماست و کاملا هم درسته، mizan_test_en_fa for a real lady is always known by neat boots, gloves, and handkerchief,' زیرا یک خانم واقعی را همیشه باید از کفش‌های تمیز، دستکش و دستمالش شناخت. mizan_test_en_fa said Meg, as she turned from the glass in Mrs. Gardiner's dressing room after a prolonged prink. موقعی که به خانه‌ی خانم گاردینر رسیدند، وقتی که داشتند از جلو اتاق رختکن خانم گاردینر رد می‌شدند مگ در حالی‌که دستی به سر و صورتش می‌کشید، گفت mizan_test_en_fa Half a dozen jovial lads were talking about skates in another part of the room, نیم وجین پسر بی‌خیال و خوش در گوشه‌ی دیگر اتاق ایستاده و چنان با سر و صدا و هیجان مشغول بحث و صحبت درباره‌ی پاتیناژ بودند mizan_test_en_fa and the tight slippers tripped about so briskly that, و آن دمپایی‌های تنگ پاشنه‌دار، چنان روی کف اتاق به سبکی سر می‌خوردند، mizan_test_en_fa none would have guessed the pain their wearer suffered smilingly. که هیچ‌کس نمی‌توانست بفهمد صاحب بیچاره‌اش که ظاهرا لبخندی به لب داشت، چه می‌کشد! mizan_test_en_fa when he remembered how they had chatted about cricket when he brought the cat home. ظاهرا هنوز یادش بود که یک روز که برحسب تصادف گربه‌ی آن‌ها را به خانه‌شان برده بود، جو با چه لحن پسرانه‌ای درباره‌ی کریکت با وی گپ زده بود. mizan_test_en_fa Both peeped and critisized and chatted till they felt like old acquaintances. هر دو شروع به تماشای مدعوین و انتقاد کردن و گپ زدن نمودند تا این‌که طولی نکشید که احساس کردند انگار دو آشنای خیلی قدیمی هستند. mizan_test_en_fa for they had no brothers, very few male cousins, چون که خواهران مارچ دارای برادر یا قوم و خویش مذکر نزدیکی نبودند، mizan_test_en_fa and boys were almost unknown creatures to them. و از این رو پسرها همیشه برای آن‌ها حکم موجودات ناشناخته را داشتند، mizan_test_en_fa and Jo was looking round for help when Laurie, who had heard what she said, جو همان طور برای پیدا کردن یک مستخدم دیگر این طرف و آن‌طرف را نگاه می‌کرد که لاری که شنیده بود جو به مستخدم چه گفته است، mizan_test_en_fa That settled it, and telling him of Meg's mishap, خلاصه بعد از اصرار لاری و تعریف بدبیاری مگ برای وی، mizan_test_en_fa Jo gratefully accepted and rushed up to bring down the rest of the party. جو با حق‌شناسی دعوت لاری را قبول کرد و بعد برای خبر کردن بقیه ناپدید شد. mizan_test_en_fa but I suppose when I've learned to carry her without complaining, ولی فرض کنیم وقتی من یاد گرفته‌ام که بدون شکایت و غرولند وی را بلند کنم، mizan_test_en_fa she will tumble off, or get so light that I shan't mind her.' و این طرف و آن طرف ببرم، چنان به‌نظرم سبک خواهد آمد که انگار نه انگار. mizan_test_en_fa And Jo tramped away, feeling that the pilgrims were not setting out as they ought to do. جو احساس می‌کرد مسافران آن‌طور که باید و شاید وظایفشان را به جا نمی‌آورند، در حالی‌که پایش را روی زمین می‌کشید و از در خانه بیرون می‌رفت mizan_test_en_fa and each trying to be cheerful in spite of wintry weather, hard work, سعی کردند با وجود هوای زمستانی و کار سختی که در پیش داشتند، mizan_test_en_fa and the unsatisfied desires of pleasure loving youth. و عدم دسترسی به لذت‌های جوانی، باز هم خوشحال باشند، به راه خود رفتند. mizan_test_en_fa Other friends told the Marches that they had lost all chance of being remembered in the rich old lady's will, دوستان به آقا و خانم مارچ توصیه کرده بودند که اگر این کار را بکنند حتما در وصیتنامه‌ی این پیرزن ثروتمند سهم قابل توجهی به دخترک اختصاص می‌یابد. mizan_test_en_fa There was an occasional tempest, and once Jo marched home, تا این‌که یک‌بار که این تندخویی پیرزن به اوج خود رسیده بود، جو یکراست به خانه بازگشت، mizan_test_en_fa declaring she couldn't bear it longer, و اظهار داشت که دیگر طاقت تحمل این پیرزن تندخو را ندارد. mizan_test_en_fa and meanwhile, found her greatest affliction in the fact, و در این ضمن بزرگ‌ترین مصیبت و پریشانی خود را در این حقیقت یافته بود، mizan_test_en_fa that she couldn't read, run, and ride as much as she liked. که نمی‌تواند به اندازه‌ای که دوست دارد چیز بخواند، بدود، سواری کند و غیره. mizan_test_en_fa Not one whole or handsome one among them, all were outcasts till Beth took them in, در میان این عروسک‌ها حتی محض نمونه یک کدامشان هم خوشگل نبودند و همگی تا قبل از آن‌که بت آن‌ها را زیر چتر حمایت خود گرفته باشد، بی‌کس و دور انداخته شده بودند، mizan_test_en_fa and as both arms and legs were gone, she hid these deficiencies by folding it in a blanket و ضمنا برای این‌که معلوم نشود که دست و پا هم ندارد، این کمبود را هم با پیچیدن یک پتو به دور بدنش جبران نموده بود mizan_test_en_fa and Amy suffered deeply at having to wear a red instead of a blue bonnet, ایمی عمیقا از این‌که مجبور بود که مثلا به جای یک کلاه آبی، کلاه قرمز سرش بگذارد، mizan_test_en_fa unbecoming gowns, and fussy aprons that did not fit. یا این‌که لباس‌های بی‌سلیقه و املی بپوشد و پیشبندهای عجیب و غریبی که به او نمی‌آید ببندد، سخت دلخور بود. mizan_test_en_fa When I think of this deggerredation, و من وقتی این خفت و شرمساری وی را می‌بینم، mizan_test_en_fa I fell that I can bear even my flat nose and purple gown with yellow skyrockets on it.' احساس می‌کنم که باز هم صد رحمت به دماغ پهن و آن روپوش بنفش خالخالی خودم. mizan_test_en_fa for Aunt soon drops off, and then I take out some nice book, که بالاخره عمه رفت تو چرت و من یک کتاب عالی را درآوردم، mizan_test_en_fa and read like fury till she wakes up. و شروع کردم به خواندن و تا او دوباره بیدار بشه تند و تند خواندم. mizan_test_en_fa so the minute her cap began to bob like a top heavy dahlia, I whipped the VICAR OF WAKEFIELD out of my pocket, بنابراین به محض این‌که کلاهش مثل یک گل کوکب سنگین شروع کرد به این طرف و آن طرف رفتن و فهمیدم که تو چرت است، دوباره آهسته کتاب جانشین ویکفیلد را درآوردم mizan_test_en_fa and read away, with one eye on him and one on Aunt. و این دفعه در حالی که از ترسم یک چششم به کتاب بود و یک چشمم به عمه، شروع کردم بقیه‌ی داستان را یک چشمی خواند. mizan_test_en_fa told me to read a bit and show what frivolous work I preferred to the worthy and instructive Belsham. از من خواست که یک خرده از داستان را برایش بخوانم و نشان بدهم این کتاب‌های هجوی که ترجیح می‌دهم به جای مقالات باارزش و عبرت‌آمیز بلشم بخوانم از چه قبیل می‌باشند. mizan_test_en_fa And Amy went on with her work, in the proud consciousness of virtue and the successful utterance of two long words in a breath. بعد ایمی که از داشتن این همه عزت نفس و محاسن، به نظر خودش، و همچنین موفقیت نطقی که کرده بود به خود می‌بالید، دوباره سرکارش بازگشت. mizan_test_en_fa A poor woman came in with a pail a mop, در این موقع زن فقیری که یک زمین‌شور دستش بود آمد توی مغازه، mizan_test_en_fa and asked Mr. Cutter if he would let her do some scrubbing for a bit of fish, و از آقای گوتر خواهش کرد که اجازه بدهد در ازای یک تکه‌ی کوچک ماهی مغازه‌اش را تمیز کند. mizan_test_en_fa she said soberly, As I sat cutting out blue flannel jackets today at the rooms, I felt very anxious about Father, با لحن موقری شروع کرد و گفت: امروز همان طور که کت‌های آبی‌رنگ فلانل را می‌دوختم، ناگهان یاد پدر افتاده و سخت برای او نگران شدم mizan_test_en_fa another that, though she was poor, دیگری نتیجه گرفت که اگرچه دختر پولداری نیست، mizan_test_en_fa she was a great deal happier, ولی باز هم باید دختری خوشحال باشد، mizan_test_en_fa with her youth, health, and good spirits, than a certain fretful, feeble old lady who couldn't enjoy her comforts, چون که در مقایسه با یک پیرزن علیل و بیمار که از زندگی لذتی نمی‌برد، او جوان و سالم است و روحیه‌ی خوبی دارد. mizan_test_en_fa as her sister came tramping through the hall, in rubber boots, old sack, وقتی چشمش به خواهرش افتاد، در حالی‌که پوتین به پا با یک خورجین کهنه، mizan_test_en_fa and hood, with a broom in one hand and a shovel in the other. و یک کلاه و جارو و خاک‌انداز به دست داشت با سر و صدا وارد سرسرا می‌شد mizan_test_en_fa It's cold and dull out, بیرون هوا خیلی گرفته و سرد است، mizan_test_en_fa and I advise you to stay warm and dry by the fire, as I do,' و من توصیه می‌کنم که بهتر است کنار همین آتش گرم و نرم بمانی، یعنی همین کاری که من دارم می‌کنم. mizan_test_en_fa looking rather bare and shabby, robbed of the vines that in summer covered its walls and the flowers, which then surrounded it. که خیلی ساده و کوتاه به نظر می‌آمد که در تابستان پوشیده از پیچک و گلهایی می‌شد که دیوارهای فرسوده‌ی آن را در خود غرق می‌کرد، mizan_test_en_fa looking wistfully down into their garden, where Beth and Amy were snow balling one another. که با حسرت به باغ آن‌ها، جایی که بت و ایمی داشتند با هم برف‌بازی می‌کردند و گلوله‌ی برف به طرف همدیگر پرتاب می‌نمودند، خیره شده بود. mizan_test_en_fa The idea amused Jo. who liked to do daring things and was always scandalizing Meg by her queer performances. این فکر، جو را که دائما عاشق کارهای تهورآمیز بود، و همیشه هم مگ را با اجرای آن‌ها، یعنی اجرای کارهای عجیب و غریب عصبانی می‌کرد، سخت به خود مشغول داشته بود. mizan_test_en_fa and when she beckoned him to his sofa, و موقعی که جو با اشاره‌ای لاری را به نشستن روی کاناپه‌اش دعوت کرد، mizan_test_en_fa he sat down with a sigh of satisfaction, saying gratefully... او با آهی حاکی از رضایت روی آن نشسته و با حق‌شناسی گفت: mizan_test_en_fa for there was so much good will in Jo it was impossible not to take her blunt speeches as kindly as they were meant. چون آن‌قدر در وجود و رفتار جو خوش‌قلبی وجود داشت که امکان نداشت سخنان بی‌ملاحظه و بی‌تعارفش که قصدی جز محبت در آن‌ها نبود به لاری بربخورد. mizan_test_en_fa asked the boy, changing the subject, after a little pause, during which he stared at the fire and Jo looked about her, well pleased. لاری بعد از چند لحظه مکث و خیره شدن به آتش، در حالی‌که جو با رضایت به او نگاه می‌کرد، برای این‌که موضوع صحبت را عوض نماید پرسید: mizan_test_en_fa Then they got to talking about books, and to Jo's delight, she found that Laurie loved them as well as she did, and had read even more than herself. بعد صحبت به کتاب کشانده شد و جو با خوشحالی دریافت که اتفاقا لاری نیز به اندازه‌ی وی از کتاب لذت می‌برد و حتی بیشتر از او تا به‌حال کتاب خوانده است. mizan_test_en_fa It was lined with books, and there were pictures and statues, and distracting little cabinets full of coins and curiosities, دور تا دور کتابخانه تا سقف، ردیف به ردیف کتاب چیده شده بود، و به‌علاوه این‌جا در حقیقت موزه‌ی کوچکی بود از انواع تابلو، مجسمه، سکه و اشیای جالب که در قفسه‌های کوچکی قرار داشتند mizan_test_en_fa and Sleepy Hollow chairs, and queer tables, and bronzes, and best of all, a great open fireplace with quaint tiles all round it. و همچنین صندلی‌های راحتی و میزهای عجیب و اشیای برنز و بالاتر از همه یک جابخاری با آجرهای جالبی که دور تا دور آن کار گذاشته شده بود. mizan_test_en_fa Before he could more, a bell rang, and Jo flew up, exclaiming with alarm, Mercy me! اما در این موقع قبل از این‌که لاری صحبت بیشتری بنماید، زنگی به صدا درآمده و جو از جایش پرید و با ناراحتی گفت: وای خدای من! mizan_test_en_fa were kinder even than the painted ones, مهربان‌تر از آن‌هایی هستند که روی پرده نقاشی گردیده‌اند، mizan_test_en_fa and there was a sly twinkle in them, which lessened her fear a good deal. و به‌علاوه حالتی از کمرویی در آن‌ها به چشم می‌خورد که باعث ترس جو تا اندازه‌ای ریخته و کمی احساس راحتی بنماید، mizan_test_en_fa while Laurie went through a series of comic evolutions behind their backs, در حالی‌که لاری یک سری اداهای خنده‌دار پشت سر پیرمرد در می‌آورد، mizan_test_en_fa which nearly produced an explosion of laughter from Jo. که جو نزدیک بود از خنده منفجر شود و از بس خودش را نگه داشته بود، mizan_test_en_fa He liked Jo, for her odd, blunt ways suited him, او جو را دوست داشت چون که آن رفتار عجیب و بی‌تعارفش به مذاق پیرمرد خوش آمده بود، mizan_test_en_fa and she seemed to understand the boy almost as well as if she had been one herself. و به نظر می‌آمد او طوری پسرک را درک می‌نماید که انگار از وجود خودش است. mizan_test_en_fa It seemed quite fairylike to Jo, as she went up and down the walks, این‌جا به نظر جو واقعا مثل سرزمین رؤیاها بود و او در حالی‌که از شادی این‌طرف و آن‌طرف می‌دوید، mizan_test_en_fa enjoying the blooming walls on either side, the soft light, از دیدن دیوارهای پر از شکوفه‌ی دور تا دورش غرق لذت شده بود. mizan_test_en_fa Then he tied them up, saying, with the happy look Jo liked to see, و دسته می‌کرد، تا این‌که وقتی یک بغل پر از قشنگ‌ترین آن‌ها را چید و دسته کرده و بست، با نگاهی که جو خیلی دوست داشت ببیند گفت: mizan_test_en_fa So Laurie played and Jo listened, with her nose luxuriously buried in heliotrope and tea roses. بعد لاری شروع به نواختن کرد و او درحالی که دماغش را با حالت اشراف‌منشانه‌ای توی رزهای زرد و ارغوانی فرو کرده بود، محو شنیدن شد mizan_test_en_fa Her respect and regard for the Laurence' boy increased very much, for he played remarkably well and didn't put on any airs. و به این ترتیب احترام و ارادتش به لارنس پسر بیش از پیش اضافه گردید، چون که واقعا عالی نواخته بود. mizan_test_en_fa but she did not say so, only praised him till he was quite abashed, and his grandfather came to his rescue. در حالی‌که هیچ افاده‌ای هم به خرج نداده بود. اما چیزی نگفته و فقط آن‌قدر لاری را تحسین کرد که پسرک غرق خجالت شد و آخر سر پدربزرگش مجبور شد که به نجات او بیاید. mizan_test_en_fa When all the afternoon's adventures had been told, the family felt inclined to go visiting in a body, وقتی که تمام ماوقع آن روز عصر نقل گردید، هرکدام احساس کردند که سخت میل دارند بروند و از نزدیک این چیزهایی را که جو گفته بود ببینند. mizan_test_en_fa I am not sure, من مطمئن نیستم که چرا، mizan_test_en_fa but I think it was because his son, ولی فکر می‌کنم این موضوع به خاطر پسرش، mizan_test_en_fa Laurie's father, married an Italian lady, یعنی پدر لاری باشد که با یک زن ایتالیایی ازدواج کرده بود. mizan_test_en_fa and I hope Meg will remember that children should be children as long as they can.' و امیدوارم که مگ نیز همیشه به خاطر داشته باشد که بچه‌ها همیشه باید بچه باشند و زیاد هم لازم نیست که ادای آدم‌بزرگ‌ها را در بیاورند. mizan_test_en_fa and could not do enough to show how grateful he was for Mrs. March's motherly welcome, و نمی‌تواند به قدر کافی قدردانی خود را از استقبال مادرانه‌ی خانم مارچ، اجتماع شاد، mizan_test_en_fa their cheerful society, and the comfort he took in that humble home of theirs. آن‌ها و راحتی که در خانه‌ی متواضعانه‌ی آن‌ها پیدا کرده بیان دارد. mizan_test_en_fa With the delightful enthusiasm of youth, they took the solitary boy into their midst and made much of him, دخترها با آن حرارت شادی‌آفرین جوانی‌شان، چنان این پسرک منزوی را به داخل جمع خود کشیده بودند و هرکدام به نوعی در سرگرم ساختن او می‌کوشیدند mizan_test_en_fa Never having known mother or sisters, او که هرگز وجود مادر یا خواهری را به خود ندیده بود، mizan_test_en_fa he was quick to feel the influences they brought about him, برای پذیرفتن این محبت‌های بی‌شائبه، خیلی سریع‌الانتقال و آماده بود و خیلی رویش تأثیر می‌گذاشت mizan_test_en_fa He can't get into mischief in that little nunnery over there, and Mrs. March is doing more for him than we can.' او هرگز قبلا توی این دیری که زندگی می‌کرده، دست به شیطنت و این‌جور کارهای مخصوص سن خودش نزده و مطمئن باش که خانم مارچ خیلی بهتر از من و شما دارد به او می‌رسد. mizan_test_en_fa But Beth, though yearning for the grand piano, could not pluck up courage to go to the Mansion of Bliss', as Meg called it. اما در این میان فقط بت بود که در حالی‌که آرزوی پیانوی بزرگ را در دل می‌پروراند، ولی جرأت رفتن به این به قول مگ خانه‌ی برکت را نداشت. mizan_test_en_fa but the old gentleman, not being aware of her infirmity, stared at her so hard from under his heavy eyebrows, and said Hey! اما جنتلمن پیر بی‌خبر از ضعف و حساسیت بت، از زیر آن ابروان انبوهش، چنان به دخترک خیره‌خیره نگریسته و با خشونت گفته بود: هی! mizan_test_en_fa ' so loud, she never told her mother, and she ran away, declaring she would never go there any more, not even for the dear piano. به‌طوری که پس از این دیدار، دخترک دوان‌دوان به خانه بازگشته و اعلام کرده بود که هرگز دیگر به آن‌جا پا نخواهد گذاشت، حتی اگر به خاطر آن پیانوی عزیز باشد! mizan_test_en_fa till, the fact coming to Mr. Laurence's ear in some mysterious way, he set about mending matters. تا این‌که این حقیقت از طریقی اسرارآمیز به گوش آقای لارنس رسیده و او در صدد برآمد که دسته‌گلی را که به آب داده بود اصلاح و رفع و رجوع کند. mizan_test_en_fa and told such charming anecdotes that Beth found it impossible to stay in her distant corner, و چنان لیطفه‌های جذابی حکایت کرد که بت احساس کرد به سختی می‌تواند جلوی خودش را بگیرد و بیشتر از آن در گوشه‌ی تاریکی که ایستاده بود بماند. mizan_test_en_fa The boy neglects his music now, این پسر دروس موسیقی‌اش را حالا پاک به دست فراموشی سپرده، mizan_test_en_fa and I'm glad of it, for he was getting too fond of it. من اتفاقا از این موضوع خوشحال هستم، چون او واقعا عاشق این درس مزخرف بود. mizan_test_en_fa and straightway forgot her fear, herself, and everything else but the unspeakable delight which the music gave her, در این موقع ترسش، خودش و همه چیز دور و ورش را فراموش کرده و شروع به نواختن کرد و یک حالت خوشحالی و شعف ناگفتنی صورتش را پوشاند. mizan_test_en_fa She never knew that Mr. Laurence opened his study door, ولی در واقع او هرگز نمی‌دانست که آقای لارنس بیشتر اوقات در اتاقش را باز می‌گذارد، mizan_test_en_fa to hear the old fashioned airs he liked. تا این آوازهای قدیمی را که خیلی دوست داشت بشنود mizan_test_en_fa So she enjoyed herself heartily, and found, what isn't always the case, that her granted wish was all she had hoped. بنابراین دخترک بی‌خبر از ماجراهای پشت پرده، از صمیم قلب از این تمرین‌های روزانه‌اش لذت می‌برد و فکر می‌کرد که بالاخره به این آرزوی دیرینه‌اش رسیده است. mizan_test_en_fa He is so kind to me, I must thank him, او خیلی نسبت به من مهربان بوده و من می‌خواهم با این کار از او تشکر کرده باشم، mizan_test_en_fa and I don't know any other way. و راه دیگری هم برای تشکر بلد نیستم. mizan_test_en_fa After many serious discussions with Meg and Jo, the pattern was chosen, بنابراین بعد از مباحثات جدی زیاد با مگ و جو، بالاخره الگوی این دمپایی انتخاب گردید، mizan_test_en_fa the materials bought, and the slippers begun. لوازم آن خریده شد و درست کردن دمپایی شروع گردید. mizan_test_en_fa A cluster of grave yet cheerful pansies on a deeper purple ground was pronounced very appropriate and pretty, یک دست بنفشه‌ی قوقر در عین حال شاد، روی یک زمینه‌ی بنفش پر رنگ‌تر، نتیجه‌ی تمام تبادل نظرها و بحث‌ها بود که خیلی مناسب تشخیص داده شده mizan_test_en_fa On the afternoon of the second day, she went out to do an errand, and give poor Joanna, the invalid doll, her daily exercise. بالاخره عصر روز دوم، از خانه بیرون رفت تا ضمن این‌که بیچاره جوانا عروسک افلیجش را به گردش روزانه می‌برد، سر و گوشی هم آب داده باشد. mizan_test_en_fa for there stood a little cabinet piano, چون در آن‌جا یک پیانوی ظریف، mizan_test_en_fa with a letter lying on the glossy lid, در حالی‌که نامه‌ای روی سطح شفاف و براق آن قرار داشت خودنمایی می‌کرد. mizan_test_en_fa directed like a sign board to روی پاکت این عبارت به چشم می‌خورد: mizan_test_en_fa gasped Beth, holding onto Jo and feeling as if she should tumble down, it was such an overwhelming thing altogether. بت فقط زیر لب گفت در حالی‌که نفسش بند آمده بود و به جو تکیه می‌داد، احساس می‌کرد که زانوانش تاب تحمل سنگینی بدنش را ندارد، mizan_test_en_fa So Beth tried it, and everyone pronounced it the most remarkable piano ever heard. بنابراین بت همان‌طور لرزان پشت پیانو نشسته و شروع به نواختن کرد و در این‌جا همه اعلام داشتند که صدای این پیانو، عالی‌ترین صدایی است که تا به‌حال شنیده‌اند. mizan_test_en_fa only remembering that he had lost the little girl he loved, و با به یادآوردن این موضوع که پیرمرد زمانی دختر کوچکش را که خیلی دوست می‌داشته از دست داده، mizan_test_en_fa she put both arms round his neck and kissed him. بی‌اختیار دست‌هایش را دور گردن آقای لارنس حلقه زد و صورتش را بوسید. mizan_test_en_fa which honor to her foe rankled in the soul of Miss Snow, و این موضوع سخت بدخواه شماره‌ی یک ایمی، یعنی جنی برفی را دمغ کرده بود، mizan_test_en_fa and caused Miss March to assume the airs of a studious young peacock. و دیگر چشم دیدن دوشیزه‌ی جوان، ایمی مارچ را که مثل یک طاووس مغرور سرش را بالا گرفته بود نداشت. mizan_test_en_fa This much enduring man had succeeded in banishing, وی مردی بردبار و ضمنا همان معلمی بود که بعد از یک مبارزه‌ی طوفانی و طولانی بالاخره موفق شده بود، mizan_test_en_fa chewing gum after a long and stormy war, عادت آدامس خوردن را در این مدرسه برانداز یا لااقل به نظر این جنتلمن عصبی این‌طور بود. mizan_test_en_fa especially to nervous gentlemen with tyrannical tempers and no more talent for teaching than Dr. Blimber. وی آدمی بود که با اخلاق فوق‌العاده مستبد و استعدادی برای درس دادن به اندازه‌ی استعداد دکتر بیلمبر. mizan_test_en_fa Mr. Davis knew any quantity of Greek, Latin, algebra, and ologies of all sorts so he was called a fine teacher, پس از آن‌جایی که آقای دیویس معلومات وسیعی در زبان یونانی، لاتین، جبر و تمام دروس و علوم داشت، از این رو به عنوان یک معلم خوب شهرت پیدا کرده mizan_test_en_fa At the stern order the buzz ceased, and fifty pairs of blue, black, gray, and brown eyes, با این اخطار سخت و شدید، همهمه‌ی کلاس فرو نشسته و پنجاه جفت چشم آبی، سیاه، خاکستری و قهوه‌ای، mizan_test_en_fa were obediently fixed upon his awful countenance. با اطاعت به صورت وحشتناک آقای دیویس دوخته شد. mizan_test_en_fa Amy started, and put both hands behind her, turning on him an imploring look which pleaded for her better than the words she could not utter. ایمی دست‌هایش را پشتش قایم کرد و با چنان نگاه التماس‌آمیزی به آقای دیویس خیره شد که با کلمات بهتر از آن نمی‌توانست، این‌طوری به وی التماس کرده باشد. mizan_test_en_fa and for a second she felt as if she could only drop down where she stood, و برای یک لحظه ایمی احساس کرد که کاش می‌توانست همان‌جا ایستاده، روی زمین بیفتد، mizan_test_en_fa and break her heart with crying. و از شدت گریه قلبش را که سخت شکسته بود آرام سازد. mizan_test_en_fa A bitter sense of wrong and the thought of Jenny Snow helped her to bear it, and, taking the ignominious place, ولی یک احساس تلخ ناشی از اشتباه، و فکر جنی برفی باعث شد که او بتواند خودش را سرپا نگه داشته و روی سکوی خواری و خفت بایستد mizan_test_en_fa and stood there, so motionless and white that the girls found it hard to study with that pathetic figure before them. ایمی چنان با سکوت و بی‌حرکت و رنگ‌پریده آن‌جا ایستاده بود که دخترها همه‌شان احساس کردند به خاطر آن موجود ترحم‌انگیز که در مقابلشان ایستاده خیلی ناراحت هستند و دیگر نمی‌توانستند درس را ادامه بدهند. mizan_test_en_fa carefully scraping the mud from her boots on the door mat, ولی قبل از بیورن آمدن حالت تنفر خود را با کشیدن چکمه‌هایش روی حصیر جلو در کلاس، mizan_test_en_fa as if she shook that dust of the place off her feet. انگار که دارد خاک آن‌جا را از پایش پاک می‌کند نشان داد. mizan_test_en_fa Yes, you can have a vacation from school, خانم مارچ آن روز عصر به ایمی گفت: بله تو می‌توانی چند روزی تعطیلی داشته باشی و مدتی مدرسه نروی، mizan_test_en_fa but I want you to study a little every day with Beth,' said Mrs. March that evening. ولی من میل دارم که تو هر روز کمی به کمک بت مطالعه کنی. mizan_test_en_fa It's perfectly maddening to think of those lovely limes,' sighed Amy, with the air of a martyr. و بعد هم با احساس کسی که به ناحق تنبیه شده باشد ایمی آهی کشید و ادامه داد: وقتی فکر آن لیموها را می‌کنم، از حرص دیوانه می‌شوم. mizan_test_en_fa When he was gone, amy, who had been pensive all evening, بعد از این‌که او رفت، ایمی که تمام عصر آن روز را خیلی افسرده و متفکر بود، mizan_test_en_fa said suddenly, as if busy over some new idea, ناگهان مثل این‌که این شلوغ‌کاری‌ها عقیده‌ی جدیدی به او داده باشد گفت: mizan_test_en_fa Any more than it's proper to wear all your bonnets and gowns and ribbons at once, مثل این‌که آدم بخواهد تمام گل سینه‌ها و روبان‌ها و لباس‌هایش را با هم بپوشد، mizan_test_en_fa that folks may know you've got them,' تا مردم بفهمند که بله او این همه چیز دارد. mizan_test_en_fa Now if there is anything mortifying to out feelings when we are young, it is to be told that, اما چون از آن‌جایی که اصولا وقتی آدم جوان است و به نوعی احساساتش جریحه‌دار می‌گردد، mizan_test_en_fa and to be bidden to run away, dear' is still more trying to us. مثلا به او می‌گویند: بدو برو پی کارت عزیزم! mizan_test_en_fa Amy bridled up at this insult, and determined to find out the secret, و از این قبیل، جری‌تر شده و بیشتر در صدد کشف ماجرا برمی‌آید، mizan_test_en_fa Just listen to me a minute, and be a good child,' said Meg soothingly. بنابراین ایمی هم که از این توهین و بی‌احترامی که به او شده بود حرصش گرفته بود، تصمیم گرفت هر طوری شده به این راز دست یابد. مگ به شنیدن تصمیم ایمی با حالتی که سعی می‌کرد او را آرام کند گفت: فقط یک دقیقه به من گوش کن ایمی و بچه‌ی خوبی باش. mizan_test_en_fa But in spite of the comical red imps, sparkling elves, and the gorgeous princes and princesses, ولی با وجود آن بچه شیطان‌های خنده‌دار سرخ‌پوش، پریان ستاره‌دار و شاهزادگان و شاهزاده خانم‌های مجلل و با شکوه، mizan_test_en_fa Jo's pleasure had a drop of bitterness in it. خوشی جو یک تلخی به همراه داشت. mizan_test_en_fa She assumed an injured air as they came in, همین که به داخل اتاق آمدند، ایمی یک حالت رنجیدگی به خود گرفت، mizan_test_en_fa never lifted her eyes from her book, or asked a single question. ولی چشمانش را از روی کتاب اصلا بلند نکرد و سؤال هم ننمود. mizan_test_en_fa On going up to put away her best hat, Jo's first look was toward the bureau, جو همان‌طور که داشت می‌رفت بالا تا بهترین کلاهش را که سر گذاشته بود در بیاورد، به اولین چیزی که نگاه کرد، میز پنج کشوی‌اش بود. mizan_test_en_fa for Jo's hot temper mastered her, and she shook Amy till her teeth chattered in her head, crying in a passion of grief and anger... چون که جو در حالی‌که آن اخلاق آتشین و تند به سراغش آمده بود، چنان وی را تکان داد که دندان‌هایش تلق تلق صدا کرد و با لحن پر از غصه و عصبانیت گفت: mizan_test_en_fa but to Jo it was a dreadful calamity, ولی در عالم جو، این یک فاجعه‌ی دردناک و فراموش نشدنی به حساب می‌آمد، mizan_test_en_fa and she felt that it never could be made up to her. و او احساس می‌کرد که هرگز این غصه را فراموش نخواهد کرد. mizan_test_en_fa and Amy felt that no one would love her till she had asked pardon for the act which she now regretted more than any of them. و خلاصه ایمی احساس می‌کرد تا موقعی که به خاطر کار نسنجیده و بدی که انجام داده است معذرت نخواهد، همه از او متنفر خواهند شد. mizan_test_en_fa Jo wanted to lay her head down on that motherly bosom, and cry her grief and anger all away, در این موقع جو دلش می‌خواست بی‌اختیار سرش را روی آن شانه‌های مادرانه گذاشته و آن‌قدر گریه کند تا که غصه و خشمش شسته شده و از بین بروند، mizan_test_en_fa So she winked hard, shook her head, بنابراین جو به سختی چشمانش را به هم زده و بعد از این‌که سرش را تکانی داد، mizan_test_en_fa and said gruffly because Amy was listening, با صدایی خشن و درشت چون ایمی داشت گوش می‌داد گفت: mizan_test_en_fa but I think she might do it now, and I guess she will, if you try her at the right minute,' said Meg. مگ می‌گفت: ولی فکر می‌کنم شاید الان دیگر بتواند این کار را بکند، اگر تو به موقع، یعنی در یک زمان مناسب از او بخواهی، حدس می‌زنم این کار را بکند. mizan_test_en_fa Amy heard him say, as he shot away, looking like a young Russian in his fur trimmed coat and cap. ایمی صدای جو را در حالی‌که با آن کت و کلاه پوستی‌اش همچون یک قزاق جوان روس به نظر می‌آمد شنید که خطاب به لاری فریاد می‌زد: mizan_test_en_fa Jo heard Amy panting after her run, stamping her feet and blowing on her fingers as she tried to put her skates on, جو وقتی خم شد تا بند کفش‌هایش را محکم کند، صدای نفس نفس زدن‌های ایمی را که دنبال او می‌دوید و همین‌طور صدای پا به زمین زدن و ها کردن‌های او را می‌شنید، mizan_test_en_fa but Jo never turned and went slowly zigzagging down the river, ولی جو هرگز سرش را برنگرداند و همان‌طور به مارپیچ رفتن خود رو به پایین و به طرف رودخانه ادامه داد، mizan_test_en_fa taking a bitter, unhappy sort of satisfaction in her sister's troubles. و در این حال در خود یک نوع رضایت تلخ در آزار و اذیت خواهرش احساس می‌کرد mizan_test_en_fa She had cherished her anger till it grew strong and took possession of her, as evil thoughts and feelings always do unless cast out at once. و به تدریج آن‌قدر احساس خشم خود را پرورش داد تا این احساس خیلی نیرومند و به کلی به تمامی وجودش مسلط گردید، درست مثل افکار یک شیطان. mizan_test_en_fa Laurie had vanished round the bend, Jo was just at the turn, لاری در پیچ از نظر ناپدید شد و جو هم داشت به پیچ می‌رسید، mizan_test_en_fa and Amy, far behind, striking out toward the the smoother ice in the middle of the river. و ایمی هم خیلی دور از او پشت سرش قرار داشت و درست داشت به طرف یخ‌های سست وسط رودخانه که لاری قبلا هشدار داده بود می‌آمد. mizan_test_en_fa and after an exciting time of it, she fell asleep, rolled in blankets before a hot fire. و بعد از مدتی مملو از هیجان و ناراحتی، بالاخره دخترک در حالی‌که توی یک پتو پیچیده شده بود و جلو آتش گرمی قرار داده شده بود، به خواب عمیقی فرو رفت. mizan_test_en_fa but flown about, looking pale and wild, with her things half off, her dress torn, and her hands cut and bruised by ice and rails and refractory buckles. ولی در حالی‌که لباس‌هایش پاره شده بودند و دست‌هایش از کندن نرده و یخ‌های رودخانه و دست و پنجه نرم کردن‌های مشکل، مجروح شده بودند، خیلی رنگ‌پریده و عصبی به‌نظر می‌رسید، mizan_test_en_fa And Jo dropped down beside the bed in a passion of penitent tears, telling all that had happened, جو ضمن این اعتراف، کنار تخت ایمی روی زمین نشسته و همراه با رنج و اشک‌های یک توبه‌کار، تمام واقعه‌ای را که اتفاق افتاده بود برای مادرش تعریف کرد mizan_test_en_fa bitterly condemning her hardness of heart, و به تلخی از سنگدلی خود ابراز پشیمانی نمود، mizan_test_en_fa and sobbing out her gratitude for being spared the heavy punishment which might have come upon her. و خلاصه مدت طولانی به این ترتیب هق‌هق‌کنان اشک ریخته و خود را مستوجب یک تنبیه سخت دانست. mizan_test_en_fa I'm afraid I shall do something dreadful some day, من می‌ترسم که شاید روزی یک کار خیلی دردناکی انجام دهم، mizan_test_en_fa and spoil my life, and make everybody hate me. و زندگی‌ام را خراب کنم که باعث شود همه از من متنفر و روی‌گردان شوند. mizan_test_en_fa Mother, are you angry when you fold your lips tight together and go out of the room sometimes, when Aunt March scolds or people worry you? پس مادر وقتی که عمه مارچ جیغ و داد می‌کند و یا این‌که مردم تو را ناراحت می‌کنند و تو لب‌هایت را به همدیگر فشار می‌دهی یا این‌که از اتاق خارج می‌شوی، عصبانی هستی؟ mizan_test_en_fa and for years had to struggle on alone, و سال‌های بعد از آن خودم به تنهایی این مبارزه را ادامه دادم، mizan_test_en_fa for I was too proud to confess my weakness to anyone else. چون که خیلی مغرورتر از آن بودم که نزد کسی به ضعف خود اعتراف کنم. mizan_test_en_fa A startled or surprised look from one of you when I spoke sharply rebuked me more than any words could have done, یک نگاه تعجب‌آمیز با خیره از جانب شماها وقتی که کلمه‌ای تند و نامناسب از دهان من خارج می‌شد، بیشتر از هر حرفی و پاسخی می‌توانست مرا تنبیه کند mizan_test_en_fa Yet you told him to go, Mother, با وجود این تو خودت به او گفتی برود مادر، mizan_test_en_fa and didn't cry when he went, and never complain now, or seem as if you needed any help,' و موقعی هم که رفت برایش گریه نکردی و حالا هم اصلا شکایت نمی‌کنی و ظاهرا هم نشان نمی‌دهی که احتیاج به کمک او داری؟ mizan_test_en_fa Why should I complain, when we both have merely done our duty , بنابراین چرا وقتی که ما هر دو وظایف خودمان را به خوبی انجام داده‌ایم، mizan_test_en_fa and will surely be the happier for it in the end? و امید به پایان خوش آن داریم من باید شکایتی داشته باشم؟ mizan_test_en_fa but you can overcome and outlive them all if you learn to feel the strength and tenderness of your Heavenly Father as you do that of your earthly one. ولی اگر تو یاد بگیری که بتوانی توانایی و رقت و مهربانی خداوند را احساس کنی، آن‌وقت است که می‌توانی بر آن‌ها غلبه کرده و آن‌ها را فرو نشانی. mizan_test_en_fa added Beth, tidily sorting neck , بت هم از آن طرف اضافه کرد، که داشت بهترین روبان‌های سر و گردنش را منظم، mizan_test_en_fa and hair ribbons in her best box, lent for the great occasion. و مرتب توی یک جعبه‌ی آبرومند می‌گذاشت تا به مناسبت این موقعیت استثنائی آن‌ها را قرض بدهد mizan_test_en_fa Meg, cheering up, as she glanced from the half filled trunk to the many times pressed and mended white tarlatan, بعد مگ با شادمانی از بالای صندوق نیمه پر با حالتی مغرورانه نگاهی به لباس بلند سفیدرنگش که بارها و بارها اتو و رفو شده بود، mizan_test_en_fa which she called her ball dress' with an important air. و آن را لباس مهمانی می‌نامید انداخت. mizan_test_en_fa It certainly was agreeable to fare sumptuously, drive in a fine carriage, wear her best frock every day, and do nothing but enjoy herself. ولی به هر حال کالسکه‌سواری روزانه در حالی‌که انسان بهترین البسه‌اش را پوشیده و هیچ‌کار جدی دیگری جز لذت بردن و تفریح کردن نداشته باشد، خالی از لطف نبود. mizan_test_en_fa Before she could speak, ولی قبل از این که بتواند توضیحی بدهد، mizan_test_en_fa Annie had the cover off, and all were exclaiming at the lovely roses, heath, and fern within. آنی با عجله و تعجب جعبه را باز کرد و همه از دیدن آن رزهای زیبا و خیره کننده و سرخس‌های لابه‌لایش آهی بلند کشیدند. mizan_test_en_fa The note is from Mother, and the flowers from Laurie,' said Meg simply, yet much gratified that he had not forgotten her. مگ همان طور که داشت یادداشت را باز می‌کرد، با سادگی و در عین‌حال با خشنودی تمام از این که مادرش او را فراموش نکرده است پاسخ داد: این یادداشت از طرف مادرم است، ولی گل‌ها از طرف لاری می‌باشد. mizan_test_en_fa offering them so prettily that Clara, the elder sister, told her she was the sweetest little thing she ever saw', و طوری آن‌ها را به دوستانش هدیه کرد که کلارا خواهر بزرگ‌تر، به مگ گفت که او شیرین‌ترین کوچولویی است که تا به حال دیده است. mizan_test_en_fa she saw a happy, bright eyed face in the mirror, as she laid her ferns against her rippling hair و مگ خواست که گل‌های خودش را لابه‌لای موهای پرچین و شکنش قرار دهد، توی آینه یک صورت خوشحال و رشن را دید که دیگر اثری از اندوه در آن نبود mizan_test_en_fa She was sitting just inside the conservatory, جریان از این قرار بود که مگ توی آلاچیق نشسته بود، mizan_test_en_fa waiting for her partner to bring her an ice, when she heard a voice ask on the other side of the flowery wall... تا یکی از دخترها یک بستنی برایش بیاورد، که از آن طرف دیوار آلاچیق صدایی شنید که می‌پرسید: mizan_test_en_fa where she could think and wonder and fume till her head ached and her hot cheeks were cooled by a few natural tears. چون در آن‌جا دیگر کسی نمی‌توانست آن خشم و رنجشی را که سر مگ را به درد می‌آورد و همچنین قطرات اشکی را که گونه‌های برافروخته‌اش را خنک می‌نمود ببیند. mizan_test_en_fa All this surprised and flattered her, though she did not understand it till Miss Belle looked up from her writing, and said, with a sentimental air... خلاصه تمام این حالات، مگ را متعجب کرده بود و معنی این چاپلوسی و تملق گفتن‌ها را نمی‌فهمید، تا این‌که دوشیزه بل سرش را از روی چیزی که داشت می‌نوشت بلند کرد و با حالتی احساساتی گفت: mizan_test_en_fa And Meg laughed also at the queer look which the sisters exchanged as she thus described her supposed lover. مگ در حالی‌که به نگاه‌های عجیبی که خواهران با شنیدن این شرح توصیف وی درباره‌ی معشوق خیالی او با یکدیگر رد و بدل می‌کردند می‌خندید، پاسخ داد mizan_test_en_fa asked Mrs. Moffat, lumbering in like an elephant in silk and lace. در این موقع خانم موفت در حالی‌که توی آن لباس ابریشمی و ساتنش، مثل یک فیل سنگین و چاق با سر و صدا داخل اتاق می‌آمد پرسید mizan_test_en_fa ' How funny... چه خنده‌دار … mizan_test_en_fa ' She did not finish her speech, for Belle shook her head at her and broke in, saying kindly... ، ولی جمله‌اش را تمام نکرد، چون بل سرش را به طرف وی تکان داد و با مهربانی حرفش را قطع کرد و گفت: mizan_test_en_fa and then we'll burst upon them like Cinderella and her godmother going to the ball,' و بعدش ما دو تایی مثل سیندرلا و مادر فرشته‌اش که او را آراست و به مهمانی شاهزاده فرستاد، یکباره ظاهر خواهیم شد. mizan_test_en_fa said Belle in her persuasive tone. بل با همان لحن متقاعدکننده گفت mizan_test_en_fa On the Thursday evening, Belle shut herself up with her maid, and between them they turned Meg into a fine lady. عصر روز پنجشنبه بل خود و کلفتش را در اتاق حبس کرده و به کمک وی مگ را تبدیل به یک بانوی جوان خیلی زیبا کردند. mizan_test_en_fa which was so tight she could hardly breathe, که آن‌قدر تنگ بود که تقریبا نفسش بند آمده بود، mizan_test_en_fa and so low in the neck that modest Meg blushed at herself in the mirror. ضمنا آن‌قدر هم یقه‌اش باز بود که مگ محجوب و کمرو وقتی خودش را در آیینه نگاه کرد، تا بناگوشش از خجالت سرخ شد. mizan_test_en_fa A cluster of tea rose buds at the bosom and a ruche, reconciled Meg to the display of her pretty, white shoulders, آخر از همه یک دسته غنچه‌ی رز با یک تور چین‌چینی به سینه‌ی مگ زده شد، که شانه‌های سشفید و زیبایش را به معرض نمایش گذارد mizan_test_en_fa Mademoiselle is chatmante, tres jolie, is she not? ' cried Hortense, clasping her hands in an affected rapture. در این موقع هورتنز در حالی‌که چیزی نمانده بود از خود بی‌خود شود، با شیفتگی و وجد هرچه تمام دست‌هایش را به همدیگر کوفت و فریاد زد: اوه، مادموازل واقعا شارمانت و تقه ژولی شده‌اند، آیا این طور نیست؟ mizan_test_en_fa Come and show yourself,' said Miss Belle, leading the way to the room where the others were waiting. دوشیزه بل نیز در حالی‌که داشت مگ را به اتاقی که بقیه‌ی دخترها در آن جمع بودند هدایت می‌کرد گفت: حالا بیا و خودت را نشان بده. mizan_test_en_fa While I dress, do you drill her, Nan, in the management of her skirt and those French heels, or she will trip herself up. نان تا من لباسم را بپوشم تو می‌توانی او را راه ببری و ترتیب پشت دامنش را بدهی، و الا با آن پاشنه‌های فرانسوی حتما کله‌معلق خواهد شد. mizan_test_en_fa and several old ladies, who sat on the sofas, and criticized the rest of the party, inquired who she was with an air of interest. بالاخره چندتا از خانم‌های مسن که روی کاناپه لم داده و مشغول غیبت کردن بودند، با حالتی کنجکاو و علاقه‌مند از یکدیگر می‌پرسیدند که این دختر جوان کیست mizan_test_en_fa and so got on pretty well, though the tight dress gave her a side ache, the train kept getting under her feet, بنابراین به خوبی داشت بقیه‌ی نقش خود را ادامه می‌داد با وجودی که آن لباس تنگ، پهلویش را درد می‌آورد و دنباله‌ی بلندش دائما زیر پایش گیر می‌کرد، mizan_test_en_fa and she was in constant fear lest her earrings should fly off and get lost or broken. و ضمنا می‌ترسید که مبادا گوشواره‌هایش از گوشش بیفتند یا گم شوند mizan_test_en_fa She was flirting her fan and laughing at the feeble jokes of a young gentleman who tried to be witty, مگ دائما خودش را با بادبزنش باد می‌زد و الکی داشت به لطیفه‌های بی‌مزه‌ی چند تا جنتلمن جوان که سعی می‌کردند زیادی بذله‌گو و خوش‌صحبت جلوه کنند می‌خندید، mizan_test_en_fa To complete her confusion, she saw Belle nudge Annie, and both glance from her to Laurie, who, she was happy to see, looked unusually boyish and shy. به علاوه چیزی که بیش از پیش به اضطراب و دستپاچگی اش افزود، این بود که دید بل با سقلمه و چشمکی که به آنی می‌زد، در واقع به او می‌گفت که ببین چقدر مگ از دیدن این پسرک که خیلی هم بچه و خجالتی به نظر می‌اید، ذوق‌زده شده است؟ mizan_test_en_fa What shall you tell her? ' asked Meg, full of curiosity to know his opinion of her, yet feeling ill at ease with him for the first time. مگ مالامال از کنجکاوی، برای دانستن عقیده‌ی لاری درباره‌ی خودش و ضمنا در حالی‌که برای اولین بار در حضور لاری احساس راحتی نمی‌کرد پرسید: تو به او چه خواهی گفت؟ mizan_test_en_fa He glanced at her frizzled head, bare shoulders, and fantastically trimmed dress with an expression that abashed her more than his answer, which had not particle of his usual politeness in it. در این موقع لاری با حالتی که اثری از آن ادب همیشگی‌اش در آن نبود، نگاهی به سر فرخورده، یقه‌ی باز و لباس فوق‌العاده پرچین و تور وی انداخت که بیشتر از هر جوابی، مگ را شرمنده ساخت. mizan_test_en_fa That was altogether too much from a lad younger than herself, and Meg walked away, saying petulantly, این معنی نگاه لاری بود و برای مگ که بزرگ‌تر از لاری بود، روی هم رفته نگران آمد و بنابراین در حالی‌که دور می‌شد، به تندی گفت: mizan_test_en_fa Feeling very much ruffled, she went and stood at a quiet window to cool her cheeks, بعد مگ در حالی‌که اضطراب و آشفتگی‌اش به اوج خود رسیده بود، به طرف یک پنجره در گوشه‌ی خلوت رفت تا شاید گونه‌هایش را کمی خنک کند. mizan_test_en_fa She leaned her forehead on the cool pane, and stood half hidden by the curtains, never minding that her favorite waltz had begun, در این حال، مگ پیشانی‌اش را به شیشه‌های خنک پنجره چسباند و سعی کرد خودش را تقریبا در پشت پرده‌ی پنجره از چشم میهمانان پنهان نگاه دارد و اهمیتی نمی‌داد که اواز محبوبش شروع شده است. mizan_test_en_fa he whispered, leaning over her chair, as Ned turned to refill her glass and Fisher stooped to pick up her fan. بنابراین در فرصتی که ند رفت تا لیوان مگ را دوباره پر کند و فیشر هم برای داشتن بادبزن او از زمین خم شد، لاری آهسته به پشت صندلی مگ تکیه زد و زمزمه کرد mizan_test_en_fa Wish tomorrow was here, then,' muttered Laurie, walking off, ill pleased at the change he saw in her. لاری غرید: کاش الان فردا بود و بعد در حالی که از این تغییری که در او دیده بود، احساس ناخوش‌آیندی داشت از وی دور گردید. mizan_test_en_fa feeling as if she had been to a masquerade and hadn't enjoyed herself as much as she expected. و در حالی‌که احساس می‌کرد انگار با نقابی ساختگی در یک مجلس میهمانی مسخره شرکت کرده است و اصلا آن طور که انتظار داشته به او خوش نگذشته است،. mizan_test_en_fa Meg had told her adventures gayly and said over and over what a charming time she had had, مگ با خوشحالی، تمام ماجراهایی را که بر او گذشته بود تعریف کرده و بارها و بارها اظهار داشت که چقدر به او خوش گذشته است، mizan_test_en_fa and when the younger girls were gone to bed, she sat thoughtfully staring at the fire, saying little and looking worried. و بالاخره موقعی که خواهرهای جوان‌ترش به رختخواب رفتند، او با حالتی متفکر در حالی‌که چشم به آتش دوخته، نشسته بود و کمتر صحبت می‌کرد و اندکی هم نگران به‌نظر می‌رسید. mizan_test_en_fa Meg suddenly left her chair and, taking Beth's stool, leaned her elbows on her mother's knee, saying bravely... مگ ناگهان صندلی‌اش را ترک کرده و در حالی‌که روی چهارپایه‌ی کوچک بت می‌نشست، آرنج‌هایش را روی زانوان مادرش تکیه داد و با شجاعت اظهار داشت. mizan_test_en_fa I was very unwise to let you go among people of whom I know so little, kind, I dare say, but worldly, ill bred, and full of these vulgar ideas about young people. اصلا تقصیر من بود که این‌طور غیرعاقلانه رفتار کردم و تو را به میان مردمی فرستادم که زیاد خوش‌جنس و مهربان نیستند و این طور افکار عامیانه‌ای درباره‌ی جوان‌ها دارند. mizan_test_en_fa for I did enjoy a great deal, and thank you very much for letting me go. چون‌که من در واقع یک مقداری هم از این سفر لذت بردم و تمامش ناراحت‌کننده نبود و ازت متشکرم که به من اجازه دادی که بروم. mizan_test_en_fa if the liking does not become a passion and lead one to do foolish or unmaidenly things. البته اگر این دوست داشتن و میل به شنیدن تعریف و تمجید، به صورت حرص و شهوت در نیامده و کسی را به راهی نکشاند که به خاطر شنیدن آن‌ها، دست به کارهای احمقانه و غیردخترانه بزند mizan_test_en_fa on which occasions the ceremonies were as follows: Three chairs were arranged in a row before a table on which was a lamp, که تجهیزات آن عبارت بودند از: سه عدد صندلی که در کنار یک میز ردیف می‌شد که در روی میز هم یک عدد چراغ قرار داشت mizan_test_en_fa Again we meet to celebrate With badge and solemn rite, Our fifty second anniversary, In Pickwick Hall, tonight. به مناسبت سالگرد روزنامه امشب دوباره گرد هم می‌آییم تا جشن بگیریم، با آرم و نشان و آیین و آدابی که به آن اعتقاد داریم، پنجاه‌و دومین سالگردمان را در پیک‌ویک هال. mizan_test_en_fa When that is off we shall see how he regards the fair maid whose heart he cannot win, ولی وقتی آن را از روی صورتش بردارد، خواهیم دید که چطور با عشق و لابه به دخترک زیبا که نتوانسته قبلش را تصاحب نماید نگاه می‌کند. mizan_test_en_fa Instant silence fell on the gay throng, and not a sound, but he dash of fountains or the rustle of orange groves sleeping in the moonlight, broke the hush, ناگهان در این موقع، سکوت مطلقی روی سالن سایه افکند و فقط صدای آب فواره‌ها و خش‌خش برگ‌های بیشه‌ی پرتقال که در زیر نور مهتاب آرمیده بود، سکوت را در هم می‌شکست. mizan_test_en_fa My lords and ladies, pardon the ruse by which I have gathered you here to witness the marriage of my daughter. سروران و بانوان عزیز، مرا می‌بخشید از این‌که مجبور شدم به این حیله شما را در این‌جا جمع نمایم تا شاهد ازدواج دختر من باشید. mizan_test_en_fa for in his fall Mr. چون‌که آقای پیک‌ویک موقع افتادن، یک بشکه آب و یک چلیک صابون را هم با خود معلق کرده بود و ضمنا لباسش را هم بدجوری پاره کرده بود، mizan_test_en_fa Pickwick had plunged his head and shoulders into a tub of water, upset a keg of soft soap upon his manly form, and torn his garments badly. که بالاخره به کمک همه او را از این وضع نجات داده و حادثه به خیر گذشت و خوشحالیم که او صدمه‌ای در این حادثه ندیده و حالش حالا رو به راه است. mizan_test_en_fa On being removed from this perilous situation, it was discovered that he had suffered no injury but several bruises, and we are happy to add, is now doing well. گرچه او هم سفید و مطیع است و بیشترین سعی خود را می‌کند، ولی نخواهد توانست جای تو را بگیرد، و ما جای تو را به او نخواهیم داد و او را، مثل تو لوس نخواهیم کرد. mizan_test_en_fa She is useful and mild, and does her best, But she is not fair to see, And we cannot give her your place dear, Nor worship her as we worship thee. من در این‌جا اجازه می‌خواهم پیشنهاد پذیرش یک عضو جدید را که بسیار شخص با شرافتی است و خیلی برای عضویت این باشگاه استحقاق دارد بنمایم، که خیلی از این عضویت سپاسگزار خواهد بود mizan_test_en_fa I wish to propose the admission of a new member one who highly deserves the honor, would be deeply grateful for it, ولی بعدا که آقای اسنادگرس صحبتش را پایان داد و سر جایش نشست، همه ساکت شدند و در حالی‌که اندکی هم نگران به‌نظر می‌رسیدند، هیچ‌کدام صحبتی نمی‌کردند. mizan_test_en_fa but all looked rather anxious, and no one said a word as Snodgrass took his seat. بعد هم آقای پیک‌ویک در حالی‌که یک حلقه‌ی کوچک مو را از روی پیشانی‌اش عقب می‌زد این عادت او بود که هر وقت متفکر بود این کار را انجام می‌داد اظهار داشت mizan_test_en_fa observed Pickwick, pulling the little curl on her forehead, as she always did when doubtful. و آن‌ها چشمشان به لاری که روی یک صندوق کهنه نشسته بود افتاد که از بس به خودش فشار آورده بود که صدای خنده‌اش در نیاید، قرمز و کبود شده بود. mizan_test_en_fa and displayed Laurie sitting on a rag bag, flushed and twinkling with suppressed laughter. اما عضو تازه که خوب موقعیت‌شناس بود، در این موقع از روی صندلی‌اش برخاسته و بعد از این‌که یک تعظیم حاکی از قدرشناسی جلو رئیس به عمل آورد، با مفرح‌ترین طرزی اظهار داشت: mizan_test_en_fa But the new member was equal to the occasion, and rising, with a grateful salutation to the Chair, said in the most engaging manner, تحسین و کف زدن فراوانی به گوش رسید و ماهیتابه‌ی کهنه با شدت تمام‌تر به روی میز فرود آمد و مدتی طول کشید تا نظم جلسه به حالت اول خود بازگشت. mizan_test_en_fa the warming pan clashed and waved wildly, and it was some time before order could be restored. زیرا نطق‌های جالبش، شنوندگانش را از خنده روده‌بر می‌کرد و کمک وی به روزنامه خیلی ارزنده بود و نیز مقالاتش خیلی میهن‌پرستانه، ادبی، خنده‌دار، یا گریه‌دار بودند ولی نه سانتی‌مانتال، mizan_test_en_fa for his orations convulsed his hearers and his contributions were excellent, being patriotic, classical, comical, or dramatic, but never sentimental. و راستی یک بار هم باغبانش که سخت خاطرخواه هانا شده بود، یک نامه‌ی عاشقانه فرستاده بود و سر این نامه و برملا شدن این راز که توسط جو کشف گردیده بود، mizan_test_en_fa and his gardener, who was smitten with Hannah's charms, actually sent a love letter to Jo's care. البته بماند که آن روزها حتی توی خواب هم نمی‌دیدند که در آینده همین اداره پست چه نامه‌های عاشقانه و پرسوز و گذاری دریافت خواهد کرد! mizan_test_en_fa never dreaming how many love letters that little post office would hold in the years to come. ولی من خودم را به نشنیدن زده و چنان زدم به چاک که پیرزن خیال کرد اصلا متوجه دعوتش نشده‌ام و از خطر شیطان آمد پایین. mizan_test_en_fa I didn't hear any more, for I basely turned and fled. ایمی هم از آن طرف پیشنهاد کرد: بت بیا من و تو هم برای یک مدتی درس نخوانیم و تمام مدت را بازی و استراحت کنیم، مثل دخترهای دیگر. mizan_test_en_fa I did actually run, and whisked round the corner whee I felt safe.' من عقیده دارم که با فرا رسیدن عصر یکشنبه‌ی آینده خودتان متوجه خواهید شد که هم کار خیلی زیاد و هم تفریح خیلی زیاد، هر دو خیلی بد هستند. mizan_test_en_fa Don't let us do any lessons, Beth, for a while, but play all the time and rest, as the girls mean to,' proposed Amy. جو هم تمام صبح را با لاری در کنار رودخانه گذراند و عصر را هم در بالای درخت سیب صرف خواندن کتاب دنیای وسیع وسیع وسیع کرد. mizan_test_en_fa I think by Saturday night you will find that all play and no work is as bad as all work and no play.' موقع صرف چای، دخترها بعد از تبادل نظر با یکدیگر همگی متفق‌القول شدند که آن روز، با وجودی که به طور غیرعادی طولانی‌تر از روزهای دیگر بوده، ولی روی هم رفته خوش گذشته است. mizan_test_en_fa Jo spent the morning on the river with Laurie and the afternoon reading and crying over The Wide, Wide World, up in the apple tree. ولی بعد از این‌که فروشنده آن را برید، تازه کشف کرد که آن پارچه نبایستی شسته شود، بنابراین از این رویداد ناگوار بسیار بسیار عصبانی و اوقاتش تلخ بود. mizan_test_en_fa At teatime they compared notes, and all agreed that it had been a delightful, though unusually long day. ولی بعدا متوجه گردید که زمان چنان به‌نظرش کند و سنگین می‌گذرد که شروع کرد به قیچی زدن و خراب کردن پارچه‌هایش تا شاید به آن‌ها سر و صورتی تازه داده و به مدل لباس‌های موفت‌ها درشان بیاورد. mizan_test_en_fa had discovered, after she had cut the breadths off, that it wouldn't wash, which mishap made her slightly cross. و چنان بی‌آرام و قرار و عصبی شده بود که حتی لاری خوش‌قلب را هم به ستوه آورده و باعث شده بود که با او بگومگو نماید mizan_test_en_fa and then found time hang so heavily that she fell to snipping and spoiling her clothes in her attempts to furbish them up a la Moffat. به طوری‌که یک‌بار چنان جوانا ی بیچاره‌ی عزیزش را تکان داده و گفته بود که او یک بچه‌ی زشت و بدی است که از اخلاق تند خودش تعجب کرده بود. mizan_test_en_fa got so fidgety that even good natured Laurie had a quarrel with her, و وقتی که خواهرهایش او را به حال خود گذاشتند تا خودش سر خودش را گرم کرده و از خودش مراقبت نماید، دیگر بیش از پیش احساس می‌کرد عاجز شده است. mizan_test_en_fa so much so that on one occasion she actually shook poor dear Joanna and told her she was a fright'. از آن‌جایی که زن با حوصله و شوخ طبعی بود تصمیم گرفت که برای پایان سنگ تمام بگذارد. mizan_test_en_fa and when her sisters left her to amuse herself, she soon found that accomplished and important little self a great burden. یعنی به یک طریق خیلی مناسبی آن را به یک تجربه‌ی به یادماندنی تبدیل نماید. mizan_test_en_fa who had a good deal of humor, resolved to finish off the trial in an appropriate manner, مگ نیز از پله‌ها بالا دوید و طولی نکشید که بازگشت و در حالی‌که خیالش راحت شده بود در عین حال با کمی سر در گمی و شرمندگی گفت: mizan_test_en_fa Meg ran upstairs and soon came back again, looking relieved but rather bewildered, and a little ashamed. دیدن این منظره از مادری که هیچ‌وقت فرصت سر خاراندن نداشت mizan_test_en_fa The unusual spectacle of her busy mother rocking comfortably and reading early in the morning یعنی راحتی توی یک صندلی و چیز خواندن آن هم در اول صبح mizan_test_en_fa the canary, who lay dead in the cage with his little claws pathetically extended, as if imploring the food for want of قناری محبوبش یافت که تو قفسش افتاده و در حالی‌که پنجه‌های کوچکش را با حالتی ترحم‌انگیز باز کرده بود، انگار التماس می‌کرد تا کمی دانه به وی بدهند. mizan_test_en_fa which he had died. ظاهرا مرده بود. mizan_test_en_fa Leaving the others to console Beth, she departed to the kitchen, which was in a most discouraging state of confusion. بعد در حالی‌که دیگران را برای دلداری دادن بت، نزد او می‌گذاشت و از این همه اغتشاش و آشوب، پاک روحیه‌اش را از دست داده بود، عازم آشپزخانه گردید. mizan_test_en_fa Meg had worked it up early, set it on the hearth for a second rising, and forgotten it. مگ هم برای این‌که کاری کرده باشد کمی آن را ورز داده و بعد بالای اجاق گذاشته بود تا کمی دیگر ور بیاید، اما بعد به کلی فراموشش کرده بود. mizan_test_en_fa Mrs. March went out, after peeping here and there to see how matters went, خانم مارچ هم ظاهرا بعد از این‌که، از گوشه‌ی چشمش این طرف و آن‌طرف را دیدی زد تا ببیند اوضاع و احوال از چه قرار است، از خانه بیرون رفت. mizan_test_en_fa for the salad dressing so aggravated her that she could not make it fit to ear. چون که سس سالاد چنان اعصابش را خراب کرده بود تا این‌که متقاعد شده بود که او اصلا نمی‌تواند سس سالادی درست کنند که قابل خوردن باشد. mizan_test_en_fa surveying the feast spread before Laurie, accustomed to all sorts of elegance, and Miss Crocker, whose tattling tongue would report them far and wide. شاید اگر به خاطر لاری نبود و از این دوشیزه کراکر که هیچ چیز از چشمان تیزبینش پنهان نمی‌ماند و زبانش اخبار را به اقصی نقاط گزارش می‌داد آن‌قدر رودربایستی نداشت، همان وسط کار همه چیز را به حال خود رها کرده بود. mizan_test_en_fa Amy, who was fond of delicate fare, took a heaping spoonful, choked, hid her face in her napkin, and left the table precipitately. ایمی که عاشق خوراکی‌های فانتزی بود، یک قاشق بزرگ پر برداشت، ولی هنوز قاشق را به دهانش نبرده بود که ناگهان صورتش را توی دستمال سفره‌ای پنهان کرد و بدون هیچ ملاحظه‌ای با عجله میز را ترک کرد. mizan_test_en_fa Before the housewives could rest, several people called, and there was a scramble to get ready to see them. ولی قبل از این‌که این کدبانوهای جوان بتوانند استراحتی بکنند، باز هم چند نفر میهمان ناخوانده‌ی دیگر از راه رسید و آن‌ها مجبور شدند تا مدتی به خود ور بروند تا قابل دیدن باشند. mizan_test_en_fa she asked, as Beth nestled up to her and the rest turned toward her with brightening faces, as flowers turn toward the sun. بعد همان‌طور که بت توی بغلش جا می‌گرفت و بقیه نیز با صورت‌هایی دوباره درخشان همچون گل‌هایی که رو به سوی خورشید دارند، دورش جا می‌گرفتند، پرسید mizan_test_en_fa Yes, بله. mizan_test_en_fa I wanted you to see how the comfort of all depends on each doing her share faithfully. چون که من می‌خواستم شما خودتان ببینید که چطور تمام آسایش یک خانواده بستگی به این دارد که هرکدام از اعضای خانواده صمیمانه در کارها سهیم گردند. mizan_test_en_fa to have daily duties which make leisure sweet when it comes, and to bear and forbear, و چند تا وظیفه‌ی کوچک روزانه به عهده داشته باشید که باعث شود بعد از انجام آن‌ها، وقتی فرصت استراحت می‌یابیم، مزه‌ی استراحت را شیرین‌تر احساس نموده mizan_test_en_fa Have regular hours for work and play, make each day both useful and pleasant, بلکه سعی کنید که چند ساعت مرتب و معین برای کار و تفریح داشته باشید که هر روزتان را هم با کار سودمند و هم تفریح پر نمایید mizan_test_en_fa she said, putting the fresh nosegay in the vase that stood in Marmee's corner', گفت و بعد در حالی‌که دسته‌گلی‌تر و تازه را که مثل همیشه توسط پسری مهربان فرستاده شده بود، mizan_test_en_fa and was kept supplied by the affectionate boy. توی گلدانی که در گوشه‌ی مارمی قرار داشت می‌گذاشت mizan_test_en_fa One from her mother made her cheeks glow and her eyes fill, اولین نامه از طرف مادرش خطاب به وی نوشته شده بود که خواندن آن باعث شد گونه‌های جو گل انداخته و چشمانش پر از اشک شوند. mizan_test_en_fa and think, perhaps, that no one sees them but the Friend whose help you daily ask, if I may trust the well worn cover of your guidebook. و شاید هم فکر می‌کنی که کسی متوجه آن‌ها نیست؛ چون که کتاب راهنمایت را طوری جلد کرده‌ای که کسی نمی‌داند تو هر روز چه داری می‌خوانی. mizan_test_en_fa And Jo gave the thin cheek a grateful kiss, more precious to Mrs. March than if it had given back the rosy roundness of her youth. بعد جو با حق‌شنای بوسه‌ای از گونه‌های لاغر مادرش گرفت که لذت این بوسه برای خانم مارچ بیشتر از آن بود تا خودش گونه‌ی گرد و جوان جو را می‌بوسید. mizan_test_en_fa I had a box of chocolate drops, and the picture I wanted to copy,' said Amy, showing her mail. ایمی در حالی که بسته‌اش را نشان می‌داد اعلام می‌داشت: من از پست امروز یک بسته شکلات داشتم و عکسی که همیشه دوست داشتم از رویش کپی کنم. mizan_test_en_fa Now let's fly round, and do double duty today, so that we can play tomorrow with free minds,' said Jo, preparing to replace her pen with a broom. در این موقع جو در حالی‌که با عجله داشت یک جارو را جانشین قلمی که در دست داشت می‌کرد اعلام کرد: خوب، حالا بهتر است امروز وظایفمان را دو برابر انجام دهیم تا فردا با خیال راحت بتوانیم به گردش برویم. mizan_test_en_fa remonstrated Meg, as Jo tied down with a red ribbon the broad brimmed, old fashioned leghorn Laurie had sent for a joke. وقتی جو با یک روبان قرمز، آن کلاه لبه‌پهن از مد افتاده و کهنه را که لاری به عنوان شوخی برایش فرستاده بود به سرش بست، مگ اعتراض‌کنان گفت mizan_test_en_fa and who was much flattered by Mr. و همچنین از اطمینانی که آقای ند به وی می‌داد، که خصوصا به خاطر دیدار وی این دعوت را قبول کرده است، خیلی شادمان گردیده بود. mizan_test_en_fa Ned's assurances that he came especially to see her. چون‌که این خانم خیلی حالت کنار بایست و به من دست نزن را داشت که با رفتار ساده و بی‌آلایش و راحت دختران دیگر فرق فاحشی داشت. mizan_test_en_fa for that young lady had a standoff don't touch me air, which contrasted strongly with the free and easy demeanor of the other girls. در حالی‌که فرد و فرانک دوقلوهای آشوب به پا کن مثل دو تا حشره‌ی آبی مزاحم با ادای پارو زدن تمام سعی خود را برای واژگون کردن قایق‌ها به خرج می‌دادند. mizan_test_en_fa while Fred Vaughn, the riotous twin, did his best to upset both by paddling about in a wherry like a disturbed water bug. چون که روبه‌روی دو پاروزن جوان نشسته بود که هر دو با تحسین و احترام وی را می‌نگریستند و بنابراین سعی داشتند با مهارت و چابکی هرچه تمام‌تر پاروها را همچون پر کاهی به حرکت درآورند. mizan_test_en_fa face to face with the rowers, who both admired the prospect and feathered their oars with uncommon skill and dexterity'. He was not very wise, but very good natured, شاید پسر خیلی سنگین و رنگینی نبود، ولی عوضش خیلی خوش‌قلب بود، mizan_test_en_fa and altogether an excellent person to carry on a picnic. و روی هم رفته شخص ممتازی برای همراهی در چنین پیک‌نیکی به شمار می‌رفت. mizan_test_en_fa Sallie Gardiner was absorbed in keeping her white pique dress clean and chattering with the ubiquitous Fred, سالی گاردینر هم تمام فکر و ذکرش متوجه مواظبت از پیراهن پیکه‌ی سفیدش و وراجی کردن با فرد حاضر در همه‌جا و بی‌آرام و قرار، mizan_test_en_fa who kept Beth in constant terror by his pranks. که با ورجه و ورجه‌های دائمی خود بت بیچاره را در وحشت نگاه داشته بود بود. mizan_test_en_fa especially when they beat them,' she added, as, leaving Kate's ball untouched, she won the game by a clever stroke. بعد در حالی‌که توپ کیت را که با ضربه‌ی زیرکانه‌اش بازی را برده بود، به حال خود می‌گذاشت افزود: مخصوصا موقعی که آن‌ها را مغلوب می‌کنند. mizan_test_en_fa Laurie threw up his hat, then remembered that it wouldn't do to exult over the defeat of his guests, and stopped in the middle of the cheer to whisper to his friend, لاری کلاهش را عقب زد و بعد با خاطر آوردن این موضوع که نبایستی برای شکست دادن مهمانانش خوشحالی خود را نشان دهد، وسط هیاهوی خوش یارانش ایستاد و به دوستش زمزمه کرد: mizan_test_en_fa So Jo, feeling that her late lessons in cookery were to do her honor, went to preside over the coffeepot, بنابراین جو درحالی‌که احساس می‌کرد دروس آشپزی اخیرش بالاخره به دردش خورده و به حیثیت و اعتبارش افزوده است، سر وقت کتری قهوه رفت. mizan_test_en_fa The commander in chief and his aides soon spread the tablecloth with an inviting array of eatables and drinkables, prettily decorated with green leaves. فرمانده کل و دستیارانش به‌زودی رومیزی را که به طرز زیبایی با برگ‌های سبز تزیین شده بود و انواع و اقسام چیزهای لذیذ و اشتهاانگیز برای تزیین آن به کار رفته بود پهن کردند. mizan_test_en_fa for everything seemed fresh and funny, and frequent peals of laughter startled a venerable horse who fed near by. چون که هم چیز خیلی تازه و مفرح به‌نظر می‌رسید و صدای خنده‌هایی که به گوش می‌رسید، اسب موقری را که در آن نزدیکی مشغول چریدن بود از جا می‌پراند. mizan_test_en_fa Thank you, I prefer spiders,' she replied, fishing up two unwary little ones who had gone to a creamy death. جو در حالی‌که دو تا کوچولوی سربه هوا را که داشتند توی خامه‌ی دسر غرق می‌شدند بالا می‌آورد، پاسخ داد: متشکرم. mizan_test_en_fa I thought she'd suit Brooke, من عنکبوت را ترجیح می‌دهم. mizan_test_en_fa but he keeps talking to Meg, and Kate just stares at them through that ridiculous glass of hers'. من فکر می‌کردم که او برای بروک مناسب‌تر است، ولی بروک همه‌اش با مگ گرم گرفته و کیت هم دایم از پشت آن عینک خنده‌دارش به آن‌ها زل زده است. mizan_test_en_fa Miss Kate did know several new games, and as the girls would not, and the boys could not, eat any more, اتفاقا حق با جو بود و دوشیزه کیت چند تا بازی جدید بلد بود و چون که دخترها نمی‌خواستند و پسرها هم نمی‌توانستند بیشتر از آن بخورند mizan_test_en_fa said Kate, with a commanding air, which surprised Meg, who treated the tutor with as much respect as any other gentleman. کیت گفت، با حالت یک فرمانده شروع کرد که باعث تعجب مگ که با معلم سرخانه، یعنی آقای بروک مثل هر جنتلمن دیگری خیلی خیلی با احترام رفتار می‌کرد گردید. mizan_test_en_fa till he came to the palace of a good old king, تا این‌که به قصر پادشاه پیر خوبی رسید که قرار گذاشته بود، mizan_test_en_fa who had offered a reward to anyone who could tame and train a fine but unbroken colt, of which he was very fond. به هرکس بتواند کره اسب زیبا، ولی شکست‌ناپذیرش را که خیلی به آن علاقه داشت، رام و تربیت نماید، پاداش خوبی بدهد. mizan_test_en_fa for the colt was a gallant fellow, and soon learned to love his new master, though he was freakish and wild. چون که این کره اسب موجودی بسیار شجاع و دلاور بود و با وجود این‌که حیوانی سرکش و وحشی بود، ولی طولی نکشید که به ارباب جدید خود علاقه‌مند گردید. mizan_test_en_fa One day, as he went prancing down a quiet street, ولی هرگز موفق نمی‌شد گمشده‌اش را بیابد تا این‌که یک روز، همان‌طور که داشت از توی خیابان خلوت عبور می‌کرد، mizan_test_en_fa he saw at the window of a ruinous castle the lovely face. چشمش از پشت پنجره‌ی قصر ویرانه‌ای به یک موجود زیبا و پرستیدنی افتاد. mizan_test_en_fa Till you tell me how I may rescue you, swore the knight, still kneeling. ولی شوالیه قسم خورد و در حالی که هنوز زانو زده بود گفت: هرگز! mizan_test_en_fa Instantly, Sir What's his name recovered himself, تا نگویی چطوری می‌توانم تو را نجات بدهم از نزد تو نخواهم رفت. mizan_test_en_fa pitched the tyrant out of the window, and turned to join the lady, victorious, در این موقع شوالیه فورا به خودش آمد و سلطان ستمگر را با یک حرکت از پنجره بیرون انداخت و بعد هم پیروزمندانه به سراغ دخترک رفت تا به او محلق گرد. mizan_test_en_fa tore up the curtains, made a rope ladder, got halfway down بنابراین فورا به پاره کردن پرده‌ها پرداخت و نردبانی پارچه‌ای درست کرد، mizan_test_en_fa when the ladder broke, and he went headfirst into the moat, sixty feet below. ولی نیمه‌ی راه بود که نردبان پاره شد و او با کله توی خندقی که شصت متر پایین‌تر قرار داشت افتاد. mizan_test_en_fa then, by a trifling exertion of his prodigious strength, آن‌گاه از چندین پله‌ی سنگی که از گرد و خاکی به ضخامت یک متر پوشیده شده بود، mizan_test_en_fa he smashed in the door, went up a pair of stone steps covered with dust a foot thick, toads as big as your fist, و سالیان دراز کسی نتوانسته بود از آن‌ها عبور نماید با قورباغه‌هایی که به درشتی مشت شما بودند mizan_test_en_fa A tall figure, all in white with a veil over its face and a lamp in its wasted hand,' went on Meg. مگ ادامه داد: … mizan_test_en_fa It beckoned, gliding noiselessly before him down a corridor as dark and cold as any tomb. موجود قدبلندی که تماما سفید پوشیده و با نقابی که به صورتش زده و چراغی هک در دست پوشیده‌اش داشت، در بالای پله‌ها ایستاده بود. در این موقع روح اسرارآمیز با اشاره‌ی دست شوالیه را به جلو فراخوان و سپس توی یک راهرو سرد و تاریک که عین یک گور بود، فرود آمده، mizan_test_en_fa So the diver hoisted it up, and was much disappointed on opening it to find no pearls. بنابراین غواص جعبه را روی کولش گذاشته و آن را با خود بالا برm ولی وقتی در جعبه را باز کرد، از این‌که مرواریدی در داخل آن نیافت خیلی ناامید گردید. mizan_test_en_fa So she asked what she should use for new heads, بنابراین دخترک به سراغ غازهایش رفت و از آن‌ها پرسید که برای سرهای جدید این شوالیه‌ها چه کار می‌تواند بکند، mizan_test_en_fa since the old ones were lost, and all the geese opened their hundred mouths and screamed..' چون که سرهای قدیمی آن‌ها گم شده بودند و تمام صد تا غاز دهانشان را باز کرده و گفتند …. بعد از این‌که آن‌ها را روی بدن شوالیه‌ها چسباند، mizan_test_en_fa She put them on, the knights revived at once, thanked her, and went on their way rejoicing, آن‌ها دوباره زنده شده و از وی تشکر کردند و با خوشحالی به راه خود رفتند. mizan_test_en_fa Then he tried to push through, بنابراین سعی کرد از میان آن‌ها راهی باز نماید، mizan_test_en_fa but it grew thicker and thicker, and he was in despair. ولی باز هم تا خواست این کار را بکند پرچین شروع به انبوه و انبوه‌تر شدن نمود و شوالیه با ناامیدی نمی‌دانست چطور باید از آن‌ها عبور نماید. mizan_test_en_fa So he patiently broke twig after twig till he had made a little hole through which he peeped, saying imploringly, بنابراین صبورانه شروع به شکستن شاخ و برگ‌ها نموده و آن‌قدر این کار را ادامه داد تا این‌که روزنه‌ای کوچک باز نمود و از داخل آن نگاهی به داخل باغ انداخت و التماس‌کنان گفت: mizan_test_en_fa for she picked her roses quietly, and left him to fight his way in. چون‌که همان‌طور با آرامش مشغول چیدن رز بود و او را به حال خود گذاشته بود، تا هر طور که می‌تواند خود را به داخل باغ برساند. mizan_test_en_fa asked Mr. Brooke, still watching the river, and playing with the wild rose in his buttonhole. آقای بروک در حالی‌که هنوز هم به رودخانه خیره شده بود و با یک شاخه‌ی رز وحشی که توی جادکمه‌ی کتش فرو برده بود بازی می‌کرد پرسید mizan_test_en_fa I guess the princess gave him a posy, and opened the gate after a while,' said Laurie, smiling to himself, as he threw acorns at his tutor. لاری در حالی‌که چندتا بلوط را به طرف معلم سرخانه‌اش دراز می‌کرد، با خود لبخندی زده پاسخ داد: من حدس می‌زنم که شاهزاده‌خانم یک دسته‌گل به وی داد و بعد از مدتی دروازه‌ی قصر را به روی وی گشود. mizan_test_en_fa So did mine, but I proved to her that I had talent by taking a few lessons privately, مثل مادر من، ولی من با گرفتن چند درس خصوصی، به وی ثابت کردم که استعدادش را دارم، mizan_test_en_fa and then she was quite willing I should go on. و بعد او با کمال میل موافقت کرد که به آن ادامه بدهم. mizan_test_en_fa for her tone implied it, and something in her face made Meg color, چون که این از لحن صحبتش به خوبی پیدا بود و در صورتش چیزی بود که باعث شد مگ از خجالت سرخ شود، mizan_test_en_fa and wish she had not been so frank. و آرزو کند که کاش آن‌قدر راستگو نبود. mizan_test_en_fa Did the German song suit, Miss March? ' inquired Mr. Brooke, breaking an awkward pause. در این موقع آقای بروک برای این‌که سکوت ناراحت‌کنندهای را که بعد از این مکالمه حکمفرما شده بود بشکند سؤال کرد: راستی شعر آلمانی را پسندیدید دوشیزه مارچ؟ mizan_test_en_fa My father, who taught me, is away, چون پدرم که آن را به من درس می‌داد، حالا خیلی از ما دور است، mizan_test_en_fa and I don't get on very fast alone, for I've no one to correct my pronunciation.' و خواندنش به تنهایی برایم سخت است، چون که کسی را ندارم که تلفظ مرا تصحیح نماید. mizan_test_en_fa It's so hard I'm afraid to try,' said Meg, grateful, but bashful in the presence of the accomplished young lady beside her. مگ با حق‌شناسی ولی در عین‌حال با کمرویی از این‌که در حضور بانویی جوان و پرمعلومات نشسته پاسخ داد: ولی اون خیلی مشکل است و من می‌ترسم که نتوانم. mizan_test_en_fa Down the page went the green guide, and presently, در پایان صفحه، مگ گویی شنونده‌اش را فراموش کرده باشد، mizan_test_en_fa forgetting her listener in the beauty of the sad scene, Meg read as if alone, giving a little touch of tragedy to the words of the unhappy queen. با زیبایی اندوهی که داشت، چنان حالت اندوهناکی به کلمه ملکه‌ی غمگین داستان داد که بسیار زیبا و جذاب بود mizan_test_en_fa If she had seen the brown eyes then, she would have stopped short, but she never looked up, and the lesson was not spoiled for her. و مسلما اگر چشمش در چشمان قهوه‌ای‌رنگ معلمش می‌افتاد، دست از خواندن می‌کشید، ولی مگ هرگز چشمش را بالا نکرد و همچنان به خواندن ادامه داد. mizan_test_en_fa Very well indeed! ' said Mr. Brooke, as she paused, quite ignoring her many mistakes, and looking as if he did indeed love to teach. تا این‌که وقتی مگ مکث کرد، آقای بروک در حالی‌که از اشتباهات متعدد دخترک چشم‌پوشی می‌کرد و چنان می‌نمود که انگار به راستی عاشق درس‌دادن است گفت: در واقع بسیار عالی بود! mizan_test_en_fa Miss Kate put up her glass, and, having taken a survey of the little tableau before her, shut her sketch book, saying with condescension, دوشیزه کیت عینکش را به چشمش گذاشت و بعد از این‌که نظری به تابلو کوچکی که در مقابلش قرار داشت افکند، دفتر طراحی‌اش را بسته و با فروتنی و تواضع گفت: mizan_test_en_fa said Mr. Brooke rather bitterly as he absently put the dead rose in the hole he had made and covered it up, like a little grave. آقای بروک در پاسخ در حالی‌که ناخودآگاه رز پژمرده‌ای را تو حفره‌ای فرو می‌کرد و روی آن را مثل یک گور می‌پوشاند، تقریبا به تلخی گفت mizan_test_en_fa Ned, mounted on the old horse, ند در حالی‌که سوار اسب پیری بود، mizan_test_en_fa came lumbering up to display his equestrian skill before the young ladies, and there was no more quiet that day. با سروصدا پیش آمد تا مهارت سواری خود را به رخ خانم‌های جوان بکشد و جنب‌وجوش و شلوغی دوباره شروع شد. mizan_test_en_fa and pushed his crutch away from him with an impatient gesture as he watched the active lads going through all sorts of comical gymnastics. همان طور که داشت پسران پرجنب و جوش و سالم را که انواع و اقسام نرمش‌های خنده‌دار ارائه می‌دادند تماشا می‌کرد، با ژستی بی‌قرار، بی‌اختیار چوبدستی‌اش را به زمین می‌زد. mizan_test_en_fa Beth, who was collecting the scattered Author cards, looked up and said, in her shy yet friendly way, بت که مشغول جمع‌آوری کارت‌های بازی بود که این طرف و آن‌طرف پراکنده بودند، در این موقع سرش را بالا کرد و با همان لحن محجوب ولی در عین حال دوستانه‌اش گفت: mizan_test_en_fa said Grace to Amy, as they sat discussing dolls and making tea sets out of the acorn cups. گریس نیز که به اتفاق ایمی نشسته بودند و داشتند درباره‌ی عروسک‌هایشان بحث می‌کردند و از پوست بلوط فنجان چایی درست می‌کردند، خطاب به ایمی گفت mizan_test_en_fa for it was quite true that she had shunned him, remembering the Moffat party and the talk after it. ظاهرا کاملا حق با ند بود و این واقعیت داشت که مگ با به‌خاطر آوردن وقایع پارتی موفت‌ها و صحبت‌هایی که در آن‌جا شده بود، عمدا خواسته بود ند را دست بیندازد و دماغش را بسوزاند. mizan_test_en_fa As the four sisters went home through the garden, Miss Kate looked after them, saying, without the patronizing tone in her voice, وقتی که چهار خواهر از توی باغ به سوی خانه‌ی خودشان روان شدند، دوشیزه کیت که با نگاهش آن‌ها را تعقیب می‌نمود، با لحن بی‌روحی گفت: mizan_test_en_fa and he had shirked his studies, tried Mr. Brooke's patience to the utmost, و لاری را بیش از پیش تنبل و سست کرده بود، به‌طوری که حوصله نکرده بود درس‌هایش را انجام دهد و آقای بروک صبور را از جا در برده، mizan_test_en_fa displeased his grandfather by practicing half the afternoon, و حتی پدربزرگش را ناخشنود کرده بود mizan_test_en_fa he had flung himself into his hammock to fume over the stupidity of the world in general, و خلاصه بعد از این همه شرارت‌های آن روز صبح، الان در حالی‌که خود را از صندلی راحتی‌اش آویزان کرده بود، به احمقانه بودن دنیا می‌اندیشید. mizan_test_en_fa Peeping through the meshes of the hammock, he saw the Marches coming out, as if bound on some expedition. در این موقع در حالی‌که از لای درزهای صندلی‌اش دید می‌زد، چشمش به خواهران مارچ افتاد که مثل یک هیئت اعزامی، به ردیف عازم جایی بودند. mizan_test_en_fa All walked quietly through the garden, همگی در حالی‌که به آهستگی در حال عبور از باغ بودند، mizan_test_en_fa out at the little back gate, and began to climb the hill that lay between the house and river. از دروازه‌ی کوچک عقبی باغ بیرون رفته و شروع به بالا رفتن از تپه‌ای که بین منزل و رودخانه واقع بود کردند. mizan_test_en_fa A grove of pines covered one part of it, از بالای تپه، یک ردیف درختان کاج، mizan_test_en_fa and from the heart of this green spot came a clearer sound than the soft sigh of the pines or the drowsy chirp of the crickets. و صنوبر که قسمتی از تپه را پوشانده بودند به چشم می‌خوردند که از وسط درخت‌ها، صدایی واضح‌تر از حرکت آرام شاخه‌های درختان و آواز یکنواخت جیرجیرک‌ها به گوش می‌رسید. mizan_test_en_fa sewing daintily with her white hands, و با وقار تمام با انگشتان سفیدش مشغول گلدوزی بود، mizan_test_en_fa and looking as fresh and sweet as a rose in her pink dress among the green. و با آن لباس صورتی‌اش در میان سبزه‌ها، همچون یک رز زیبا، باطراوت و شیرین به‌نظر می‌رسید. mizan_test_en_fa yet lingering because home seemed very lonely, ولی هنوز با تردید سرجایش ایستاده بود. چون‌که خانه خیلی دلتنگ‌کننده به‌نظر می‌رسید، mizan_test_en_fa and this quiet party in the woods most attractive to his restless spirit. و این جمع آرام توی جنگل برای روح ناآرام لاری، خیلی جذاب‌تر بود. mizan_test_en_fa saw him suddenly and skipped back, scolding so shrilly that Beth looked up, به دیدن او عقب پرید و چنان جیغی کشید که بت سرش را بالا کرد، mizan_test_en_fa espied the wistful face behind the birches, و آن صورت آرزومند را در پشت شاخ و برگ‌ها کشف کرد، mizan_test_en_fa and beckoned with a reassuring smile. و لبخندی که به لاری قوت قلب داد، صورتش را از هم باز کرد. m mizan_test_en_fa said Jo, handing him the book. در این موقع جو کتاب را به دست لاری داد، و گفت: خوب عجالتا تا من پاشنه‌ی کفشم را درست کنم، تو این داستان را برایمان تمام کن. mizan_test_en_fa as he began, doing his best to prove his gratitude for the favor of admission into the Busy Bee Society'. هم در حالی‌که تمام سعی خود را به کار می‌برد تا استحقاق این لطف یعنی اجازه‌ی ورود به اجتماع زنبوران پرمشغله را داشته باشد، با حرارت شروع به خواندن داستان مورد بحث نمود. mizan_test_en_fa use poles to climb the hill, and play pilgrims, as we used to do years ago. و برای بالا رفتن از تپه چوبدستی دست می‌گیریم و نقش مسافر را بازی می‌کنیم، خودش خیلی کیف دارد و ما را یاد زمانی می‌اندازد که این بازی را می‌کردیم. mizan_test_en_fa the meadows on the other side, far over the outskirts of the great city, to the green hills that rose to meet the sky. و چمنزارهای آن‌طرفش را به خوبی ببیند و دورترها نیز تپه‌های سبز و خرم‌طوری سر به فلک کشیده بودند که گویی می‌خواستند سر را به آسمان بسایند. mizan_test_en_fa If people really want to go, and really try all their lives, I think they will get in, اگر مردم واقعا بخواهند به آن‌جا برسند و در تمام زندگی‌شان واقعا برای رسیدن به آن سعی نمایند، من فکر می‌کنم آن‌ها حتما به آن‌جا خواهند رسید. mizan_test_en_fa said Laurie, lying flat and throwing cones at the squirrel who had betrayed him. لاری در حالی‌که به پشت روی چمن‌ها دراز می‌کشید و مخروط‌های کاج را به طرف سنجابی که او را لو داده بود پرتاب می‌کرد اظهار داشت mizan_test_en_fa After I'd seen as much of the world as I want to, I'd like to settle in Germany and have just as much music as I choose. من بعد از این که بیشتر دنیا را گشتم، ترجیح خواهم داد که در آلمان اقامت کنم و در آن‌جا هر چقدر که موسیقی دلم بخواهد به انتخاب خودم بنوازم. mizan_test_en_fa I am to be mistress of it, and manage it as I like, with plenty of servants, so I never need work a bit. که بتوانم خانه‌ام را هر طوری که دوست داشته باشم اداره نمایم. با مستخدمان فراوان به‌طوری که هیچ‌وقت خودم مجبور نباشم یک ذره هم کار کنم. mizan_test_en_fa said blunt Jo, who had no tender fancies yet, and rather scorned romance, except in books. جو که هنوز صاحب این چنین تخیلات احساسی نبود، و اصولا به هر چیز رمانتیک به غیر از کتاب، همیشه ریشخند می‌زد، با بی‌ملاحظگی اظهار داشت mizan_test_en_fa I've got the key to my castle in the air, but whether I can unlock the door remains to be seen,' observed Jo mysteriously. جو با لحن اسرارآمیزی گفت: من یکی که کلید ورود به قصرم را به دست آورده‌ام. mizan_test_en_fa I've got the key to mine, but I'm not allowed to try it. Hang college! ولی چطور باید در آن را باز کنم، این را دیگر آینده نشان خواهد داد. mizan_test_en_fa ' muttered Laurie with an impatient sigh. لاری نیز با آهی بی‌صبرانه زیر لب غرید: منم کلید آن را دارم، ولی اجازه ندارم تا آن را امتحان نمایم و فعلا معطل کالج هستم. mizan_test_en_fa Wait and see if it doesn't bring you something worth having,' replied the boy, laughing at the thought of a charming little secret which he fancied he knew. پسرک در حالی‌که به راز کوچک جذابی که خیال می‌کرد به آن دست یافته است می‌خندید گفت: صبر کن و ببین که فایده‌ای دارد یا ندارد. mizan_test_en_fa in spite of his indolent ways, had a young man's hatred of subjection, a young man's restless longing to try the world for himself. و با وجود تنبلی‌ها و راحت‌طلبی‌هایی که داشت، مثل هر پسر جوان دیگری از اطاعت کردن و فرمانبرداری بیزار بود و اشتیاقی خستگی‌ناپذیر برای ماجراجویی و سفر و امتحان بخت و اقبال خویش داشت. mizan_test_en_fa said Jo, whose imagination was fired by the thought of such a daring exploit, and whose sympathy was excited by what she called Teddy's Wrongs'. جو که قوه‌ی تخیلش از تصور مسافرت جسورانه با کشتی‌های باری و همچنین احساس همدردی با آنچه که وی اشتباهات تدی می‌نامید، سخت گل کرده بود، اظهار داشت mizan_test_en_fa Do your best at college, تو باید بیشترین سعی خودت را در کالج بکنی، mizan_test_en_fa and when he sees that you try to please him, و وقتی او ببیند که تو سعی در خوشحال کردنش داری، mizan_test_en_fa I'm sure he won't be hard on you or unjust to you. مطمئنم که او دیگر زیاد در مورد تو سخت‌گیر یا بی‌انصاف نخواهد بود. mizan_test_en_fa how he took good care of his own mother till she died, and wouldn't go abroad as tutor to some nice person because he wouldn't leave her. یعنی او چطور از مادرش تا زمان مرگش مراقبت کرده و این‌که حاضر نشده به خاطر مادرش، به عنوان معلم سرخانه‌ی یک شخص خیلی مهم، به خارج سفر نماید. mizan_test_en_fa And how he provides now for an old woman who nursed his mother, چون‌که نمی‌خواسته مادرش را ترک کند و همچنین خرج زندگی پیرزنی را که زمانی پرستاری مادرش را می‌کرده است می‌دهد، mizan_test_en_fa and never tells anyone, but is just as generous and patient and good as he can be.' و این را هرگز به کسی بروز نمی‌دهد که چقدر سخاوتمند و صبور و خوب است. mizan_test_en_fa So he is, dear old fellow! ' said Laurie heartily, as Meg paused, looking flushed and earnest with her story. وقتی مارگارت در حالی‌که از تعریف این داستان برافروخته و مشتاق به‌نظر می‌رسید مکثی کرد، لاری از ته دل اظهار داشت: پس این‌طور! mizan_test_en_fa It's like Grandpa to find out all about him without letting him know, and to tell all his goodness to others, so that they might like him. طفلکی بروک عزیز! پس قضیه از این قرار بوده که پدربزرگ بدون این‌که او خودش خبر داشته باشد، همه چیز را درباره‌ی او تحقیق کرده و از خوبی‌های او تعریف کرده تا همه او را دوست بدارند. mizan_test_en_fa Brooke couldn't understand why your mother was so kind to him, بروک نمی‌توانست بفهمد که مثلا چرا مادر تو آن‌قدر نسبت به وی مهربان بود، mizan_test_en_fa asking him over with me and treating him in her beautiful friendly way. و همیشه او را هم همراه من دعوت می‌نمود و این‌طور دوستانه با وی رفتار می‌کرد. mizan_test_en_fa If you have plagued him, ولی اگر اذیتش کرده باشی، mizan_test_en_fa he's sober and walks slowly, as if he wanted to go back and do his work better.' خیلی ساکت و موقر است و آهسته قدم برمی‌دارد، به‌طوری که انگار می‌خواهد دوباره برگردد و کارش را بهتر انجام دهد. mizan_test_en_fa You are so kind to us, تو نسبت به ما خیلی مهربان هستی، mizan_test_en_fa we feel as if you were our brother and say just what we think. و ما احساس می‌کنیم که تو برادرمان هستی و بنابراین هرچه را که در دل داریم به رویت می‌گوییم. mizan_test_en_fa Ashamed of his momentary pique, در این‌جا، لاری خجالت‌زده از رنجش زودگذر و آنی خود، mizan_test_en_fa Laurie squeezed the kind little hand, and said frankly, I'm the one to be forgiven. دست کوچک مهربان او را فشرده و با صداقت اظهار داشت: این من هستم که باید بخشیده شوم. mizan_test_en_fa There's a demand for socks just now,' حالا خیلی به جوراب احتیاج دارند. mizan_test_en_fa added Jo, waving hers like a big blue worsted banner as they parted at the gate. جو همان‌طور که به طرف دروازه می‌رفتند، در حالی‌که جورابی را که بافته بود، مثل یک پرچم بزرگ آبی تکان می‌داد افزود mizan_test_en_fa Remembering the conversation of the afternoon, the boy said to himself, with the resolve to make the sacrifice cheerfully, در این موقع، پسرک با به خاطر آوردن صحبت‌های آن روز عصر در حالی‌که با خوشحالی تصمیم به قربانی کردن خودش گرفته بود، با خود گفت: mizan_test_en_fa It it she kept her papers, and a few books, که در آن، کاغذها و چند تا از کتاب‌هایش را نگه می‌داشت، mizan_test_en_fa safely shut away from Scrabble, و برای این‌که از شر اسکربل در امان باشند، در آن را محکم می‌بست. mizan_test_en_fa who, being likewise of a literary turn, was fond of making a circulating library of such books as were left in his way by eating the leaves. چون ظاهرا به کتاب‌های ادبی خیلی علاقه داشت و هرجا سر راهش از این کتاب‌ها می‌دید، با جویدن برگ‌هایش عاشق درست کردن یک کتابخانه‌ی سیار بود! mizan_test_en_fa Once there, she composed herself, hailed a passing omnibus, and rolled away to town, وقتی به جاده رسید، سر و وضعش را مرتب کرد و بعد از این‌که سوار اتوبوسی که داشت از آن‌جا عبور می‌کرد شد، عازم شهر شد. mizan_test_en_fa for on alighting, she went off at a great pace till she reached a certain number in a certain busy street. زیرا وقتی از اتوبوس پیاده شد، با آرامش تمام آن‌قدر پیاده رفت تا به یک خیابان شلوغ رسید و بعد از این‌که با کمی اشکال پلاک مورد نظرش را یافت، mizan_test_en_fa to the great amusement of a black eyed young gentleman lounging in the window of a building opposite. غافل از این‌که یک جفت چشم سیاه از پشت یکی از پنجره‌های ساختمان مقابل به او خیره شده و صاحب جوان آن از دیدن کارهای وی، از خنده غش کرده است. mizan_test_en_fa saying with a smile and a shiver, It's like her to come alone, وقتی به آن جا رسید، با خنده و در عین‌حال با ترس و لرز به خود گفت او دوست دارد که بعضی وقت‌ها تنهایی این طرف و آن‌طرف برود. mizan_test_en_fa In ten minutes Jo came running downstairs with a very red face, بعد از ده دقیقه سروکله‌ی جو در حالی که صورتش عین لبو سرخ شده بود، mizan_test_en_fa and the general appearance of a person who had just passed through a trying ordeal of some sort. و قیافه‌اش مثل کسی بود که درد زیادی کشیده باشد، پیدا شد که داشت از پله‌های ساختمان کذایی پایین می‌دوید. mizan_test_en_fa Laurie burst out with a hearty boy's laugh, در این موقع لاری با خنده‌ای از ته دل و پسرانه طوری منفجر شد، mizan_test_en_fa which made several passers by smile in spite of themselves. که باعث گردید چند تا از عابرین از دیدن حالت آن دو، خنده‌شان بگیرد. mizan_test_en_fa for you'll get to liking it better and better, چون که تو رفته‌رفته بیشتر و بیشتر خوشت خواهد آمد، mizan_test_en_fa and will waste time and money, and grow like those dreadful boys. و بدین ترتیب هم پول و هم وقتت را تلف خواهی کرد و از اون پسرهای وحشتناک خواهی شد. mizan_test_en_fa Can't a fellow take a little innocent amusement now and then without losing his respectability? لاری با آزردگی از این نیش و کنایه‌های دوستش پرسید: به‌نظر تو آدم نمی‌تواند بدون این‌که احترامش را از دست بدهد، گاه‌گاهی تفریحات بی‌ضرر داشته باشد؟ mizan_test_en_fa ' asked Laurie, looking nettled. بنابراین اگر تو هم عادت‌هایش را تقلید کنی، mizan_test_en_fa And if you grow like him mother won't be willing to have us frolic together as we do now. مادر دیگر اجازه نخواهد داد که مثل حالا، زیاد به سر و کول همدیگر بپریم و با یکدیگر معاشرت داشته باشیم. mizan_test_en_fa You know you have you can't hide anything, so up and fess, or I won't tell,' cried Laurie. لاری داد زد: خودت هم می‌دانی که داری. mizan_test_en_fa cried Laurie, throwing up his hat and catching it again, تو هیچ وقت نمی‌توانی چیزی را پنهان کنی. پس زودباش اعتراف کن و الا من چیزی برایت نخواهم گفت. mizan_test_en_fa to the great delight of two ducks, four cats, five hens, and half a dozen Irish children, لاری با شنیدن این حرف، در حالی‌که کلاهش را برای دو تا اردک، چهار گربه، پنج تا مرغو خروس و نیم دوجین بچه‌ی ایرلندی بالا می‌انداخت فریاد زد: mizan_test_en_fa for it is always pleasant to be believed in, چون که همیشه انسان از این‌که مورد باور قرار بگیرد احساس مطبوعی می‌کند، mizan_test_en_fa and a friend's praise is always sweeter than a dozen newspaper puffs. و شنیدن تحسین و تشویق از طرف یک دوست، حتی شیرین‌تر از یک دوجین ستایش اغراق‌آمیز یک روزنامه‌نویس است. mizan_test_en_fa but I didn't promise not to, ولی چون به کسی قول نداده‌ام که آن را بازگو ننمایم، mizan_test_en_fa so I will, for I never feel easy in my mind till I've told you any plummy bit of news I get. پس می‌گویم، زیرا تا موقعی که تکه‌های آبدار اخباری را که به دست آورده‌ام برایت تعریف نکنم، فکرم راحت نخواهد شد. mizan_test_en_fa I don't think secrets agree with me, I feel rumpled up in my mind since you told me that,' said Jo rather ungratefully. جو تقریبا با قدرشناسی گفت: من فکر نمی‌کنم دیگر علاقه‌ای به شنیدن هیچ رازی داشته باشم. mizan_test_en_fa for his Atalanta came panting up with flying hair, bright eyes, ruddy cheeks, and no signs of dissatisfaction in her face. چون از وقتی که این حرف را زدی، در فکرم احساس آشفتگی می‌کنم. mizan_test_en_fa Laurie leisurely departed to recover the lost property, and Jo bundled up her braids, hoping no one would pass by till she was tidy again. چون‌که طولی نکشید که رقیب مسابقه‌اش با موهای هوارفته، چشمان برافروخته و گونه‌های سرخ و صورتی شاد که دیگر اثری از ناامیدی قبلی در آن نبود، به او رسید. mizan_test_en_fa What in the world are you doing here? ' she asked, regarding her disheveled sister with well bred surprise. لاری برای جمع‌آوری چیزهایی که این طرف و آن طرف پراکنده بود، شروع به بالا رفتن از تپه کرد و جو نیز امیدواربود تا موقعی که دوباره سر و وضعش را مرتب کند، کسی از آن حوالی عبور نکند، مشغول جمع کردن گیس‌های بافته‌اش شد. مگ به دیدن خواهرش در آن وضعیت و با آن سر و روی ژولیده و خاک‌آلود، با تعجبی اشراف‌منشانه اظهار داشت: تو این‌جا مشغول چه کاری هستی؟ mizan_test_en_fa said Meg reprovingly, as she settled her cuffs and smoothed her hair, with which the wind had taken liberties. مگ به شنیدن این حرف، داستان را فهمید و در حالی‌که مچ لباسش را مرتب می‌کرد و موهایش را که باد آشفته‌شان کرده بود با دستش صاف می‌نمود، سرزنش‌کنان گفت: mizan_test_en_fa and Laurie's secret made her dread the separation which must surely come some time and now seemed very near. و به علاوه راز لاری نیز این احساس جدایی را که یکی از همین روزهای نزدیک فرا می‌رسید، قوت بخشیده و خیلی نزدیک‌تر به‌نظر آورده بود. mizan_test_en_fa laughing, whispering, skipping stones, and behaving like children', as Meg said to herself, آن دو همان‌طور که دنبال مگ می‌رفتند، لحظه‌ای دست از خنده، در گوشی حرف زدن و شلنگ تخته انداختن بر نمی‌داشتند، و به قول مگ: عین بچه‌ها رفتار می‌کردند. mizan_test_en_fa though she might have been tempted to join them if she had not had her best dress on. ولی آن‌قدر شاد بود که شاید مگ اگر بهترین لباسش تنش نبود، او هم ته دلش میل داشت که به آن‌ها ملحق شده و مثل آن‌ها ورجه‌ورجه کند! mizan_test_en_fa would sit looking at Meg with a woe begone face, occasionally jumping up to shake and then kiss her in a very mysterious manner. و یا این‌که بعضی اوقات نگاه‌های خیلی افسرده‌ای به طرف مگ می‌کرد و یا در حالی‌که از جایش می‌پرید، مگ را فشار می‌داد و با حالت خیلی مرموزی صورتش را می‌بوسید، mizan_test_en_fa What shall we do with that girl? مگ در حالی‌که با قیافه‌ای ناراحت، شاهد این اعمال بود، آهی کشید و اظهار داشت: چه کار باید با این دختر بکنیم؟ mizan_test_en_fa She never will behave like a young lady,' sighed Meg, as she watched the race with a disapproving face. او هرگز نمی‌خواهد مثل یک خانم جوان رفتار نماید. mizan_test_en_fa Nothing but a story, won't amount to much, I guess,' returned Jo, carefully keeping the name of the paper out of sight. جو که سعی می‌کرد با دقت تمام اسم روزنامه را پنهان کند در پاسخ گفت: نه فقط یک داستان است. mizan_test_en_fa How Meg wouldn't believe it till she saw the words. گمان نمی‌کنم چیز خیلی جالبی باشد. mizan_test_en_fa Miss Josephine March,' actually printed in the paper. و چطور مگ نمی‌توانست آن را باور کند تا موقعی که با چشم خودش اسم دوشیزه جوزفین مارچ را که توی روزنامه چاپ شده بود دید mizan_test_en_fa How Hannah came in to exclaim, Sakes alive, well I never! و چطور هانا به اتاق آمده و با حیرت تمام اظهار داشته بود: اوه، خدای من شکسپیر زنده شده. mizan_test_en_fa ' in great astonishment at that Jo's doin's'. به خدا خانوم باور کنید او یک شکسپیر کوچولو است؛ mizan_test_en_fa cried the family, all in one breath as they clustered about Jo, for these foolish, خلاصه خانه حال و هوای روزهای شاد عید را به خود گرفته بود. زیرا که این خانواده‌ی ساده و مهربان عادت داشتند، mizan_test_en_fa affectionate people mad a jubilee of every little household joy. که با هر پیش‌آمد کوچک خوش خانوادگی جشن و سروری به پا بسازند. mizan_test_en_fa So I let him have the two stories, and today this was sent to me, بنابراین من هر دو داستان را به وی سپردم که آن‌ها را چاپ کند و او این روزنامه را برای من پست کرده است، mizan_test_en_fa and Laurie caught me with it and insisted on seeing it, so I let him. و لاری و من آن را گرفتیم و او اصرار داشت که آن را ببیند. بنابراین من آن را نشانش دادم mizan_test_en_fa If something very pleasant should happen now, we should think it a delightful month,' said Beth, who took a hopeful view of everything, even November. بت که از همه‌چیز حتی نوامبر، چیزهای امیدوارکننده‌اش را در نظر می‌گرفت پاسخ داد: اگر یک چیز خیلی مطبوتی الان اتفاق بیفتد، ما بایستی فکر کنیم که نوامبر ماه خیلی شادی است. mizan_test_en_fa You're pretty enough and good enough already, تو دختر خوشکل و تقریبا خوبی هم هستی، mizan_test_en_fa so I'd have some rich relation leave you a fortune unexpectedly. بنابراین تو اگر قهرمان داستان من بودی، ترتیبش را می‌دادم که مثلا یک قوم و خویش ثروتمندی به طور غیرمنتظره‌ای ثروتی برای تو باقی بگذارد mizan_test_en_fa Then you'd dash out as an heiress, scorn everyone who has slighted you, go abroad, و آن‌وقت تو می‌توانستی مثل یک وارث ثروتمند فخر بفروشی به هر کس که تو را اذیت کند، بی‌اعتنایی و ریشخند کنی، mizan_test_en_fa and come home my Lady Something in a blaze of splendor and elegance.' به مسافرت خارج بروی و مثل سرکار خانم فلان یا جلال و جبروت به خانه بازگردی. mizan_test_en_fa said Amy, who sat in a corner making mud pies, as Hannah called her little clay models of birds, fruit, and faces. ایمی که در گوشه‌ای نشسته و به قول هانا داشت پای گل درست می‌کرد این اسمی بود که هانا روی مدل‌های کوچک پرنده و میوه را صورت‌های ایمی گذاشته بود گفت mizan_test_en_fa but Amy spatted away energetically, and Beth, who sat at the other window, said, smiling, ولی ایمی با تمام نیرو، همن طور به قالب زدن ادامه داد و بت نیز که در جلو آن یکی پنجره نشسته بود با خنده گفت: mizan_test_en_fa I've been working away at mathematics till my head is in a muddle, من الان داشتم روی ریاضیات کار می‌کردم به طوری که دیگر کله‌ام شروع به سوت کشیدن کرده، mizan_test_en_fa and I'm going to freshen my wits by a brisk turn. و خیال دارم با یک خرده گردش در هوای آزاد، کمی کله‌ام را باد بدهم. mizan_test_en_fa asked Laurie, leaning over Mrs. March's chair with the affectionate look and tone he always gave her. لاری در حالی‌که به دسته‌ی صندلی خانم مارچ تکیه می‌داد، با نگاهی مهربان و لحن بخصوص که همیشه هر قوت فقط با مارمی حرف می‌زد این طور بود پرسید mizan_test_en_fa read the two lines it contained, ولی بعد از خواندن دوخطی که روی کاغذ نوشته شده بود، mizan_test_en_fa and dropped back into her chair as white as if the little paper had sent a bullet to her heart. طوری با رنگ و روی پریده و سفید به پشت صندلی‌اش تکیه داد که انگار این کاغذ کوچک تیری به قلبش شلیک کرده بود. mizan_test_en_fa Mrs. March was herself again directly, read the message over, خانم مارچ دوباره به خودش آمد و پیغام روی تلگرام را دوباره خواند mizan_test_en_fa and stretched out her arms to her daughters, saying, in a tone they never forgot, و بعد دست‌هایش را به طرف دخترانش دراز کرد و با لحنی که آن‌ها هرگز فراموش نکردند گفت: mizan_test_en_fa poor things, as their mother sat up, looking pale but steady, and put away her grief to think and plan for them. ولی تحمل صورت غم‌زده‌ی مادر در حالی‌که از جایش بلند می‌شد و با رنگی پریده، ولی صورتی مصمم داشت فکرش را متمرکز می‌کرد که برای دخترها در غیاب خودش فکری کند، خارج از قدرتشان بود. mizan_test_en_fa I can go anywhere, do anything,' he said, looking ready to fly to the ends of the earth. لاری در حالی‌که حاضر بود، تا آن سر دنیا هم بدود پاسخ داد: و من می‌توانم هرجا که بگویید بروم و هر کاری داشته باشید انجام دهم. mizan_test_en_fa Tearing off the blank side of one of her newly copied pages, Jo drew the table before her mother, جو بعد از این‌که با عجله یک طرف سفید صفحاتی را که به تازگی چیز روی آن نوشته بود پاره می‌کرد میز را هم جلو کشید. mizan_test_en_fa well knowing that money for the long, او کاملا می‌دانست که برای این مسافرت طولانی، mizan_test_en_fa sad journey must be borrowed, مادر نیاز به قرض کردن پول دارد، mizan_test_en_fa and feeling as if she could do anything to add to a little to the sum for her father. و احساس می‌کرد کاش می‌توانست یک کمی از این پول را فراهم می‌کرد. mizan_test_en_fa for five minutes later Laurie tore by the window on his own fleet horse, riding as if for his life. چون پنج دقیقه بعد، لاری روی اسبش پریده و در یک چشم به هم زدن انگار که دنبال مهم‌ترین مأموریت زندگی‌اش می‌رود، از نظر ناپدید گردید. mizan_test_en_fa He saw the look, knit his heavy eyebrows, rubbed his hands, and marched abruptly away, saying he'd be back directly. بنابراین پیرمرد به دیدن این عکس‌العمل خانم مارچ، ابروهای سنگین‌اش را به هم گره زد و دست‌هایش را به یکدیگر مالید و بعد در حالی‌که می‌گفت که زود باز می‌گردد، یکراست از خانه بیرون رفت. mizan_test_en_fa as Meg ran through the entry, with a pair of rubbers in one hand and a cup of tea in the other, she came suddenly upon Mr. Brooke. تا این‌که مگ همان‌طور که یک جفت گالش در یک دستش و یک فنجان چای در دست دیگرش به طرف در ورودی می‌دوید، ناگهان سینه به سینه‌ی آقای بروک که داشت وارد خانه می‌شد برخورد. mizan_test_en_fa I'm very sorry to hear of this, Miss March,' he said, in the kind, quiet tone which sounded very pleasantly to her perturbed spirit. در این موقع آقای بروک، با لحن آرام و مهربانی که روحیه‌ی آشفته و مضطرب مگ را خیلی مطبوع کرد گفت: من از شنیدن این خبر خیلی متأسف شدم دوشیزه مارچ. mizan_test_en_fa enclosing the desired sum, and a few lines repeating what she had often said before, and went on with her preparations, ضمیمه‌ی یادداشت مقدار پولی که تقاضا شده بود قرار داشت و دو سه سطری نیز روی یادداشت نوشته شده بود که همان صحبت‌های همیشگی عمه مارچ بود. mizan_test_en_fa with her lips folded tightly in a way which Jo would have understood if she had been there. و در حالی‌که لب‌هایش را سخت به هم می‌فشرد، دوباره سراغ تهیه و تدارک سفرش رفت. اگر جو در آن‌جا نبود، حتما می‌فهمید که مادرش از خواندن آن یادداشت چقدر عصبانی شده است. mizan_test_en_fa All other errands were done, و تمام کارهای متفرقه‌ی دیگر نیز انجام داده شدند، mizan_test_en_fa and Meg and her mother busy at some necessary needlework, while Beth and Amy goth tea, و بعد مگ و مادرش در حالی‌که ایمی و بت هم چایی می‌آوردند مشغول یک سری کارهای خیاطی خیلی ضروری شدند mizan_test_en_fa and said, rumpling up the brown bush and trying to look as if she liked it, It doesn't affect the fate of the nation, ولی در حالی که کله‌ی قهوه‌ای‌اش را به هم زد و نامرتبش می‌کرد و سعی می‌کرد نشان دهد که آن را دوست دارد گفت: یک موی دراز چه تأثیری در سرنوشت آدم دارد؟ mizan_test_en_fa No, I won't! ' returned Jo stoutly, feeling much relieved that her prank was not entirely condemned. جو در حالی‌که از این‌که فریب شوخی‌آمیزش، زیاد هم مورد اعتراض جدی قرار نگرفته نفس راحتی می‌کشید، با حالتی مصمم پاسخ داد: نه، هرگز پشیمان نخواهم شد! mizan_test_en_fa as they gathered about the table, for healthy young people can eat even in the midst of trouble. در این موقع وقتی همگی به دور میز جمع شدند و مثل تمام جوان‌های همسن و سال که حتی اگر در غصه و اندوه غرق باشند، باز هم اشتهای خوبی دارند، شروع به خوردن کردند، mizan_test_en_fa You had no winter things , چون که تو هیچی برای زمستان نداشتی، mizan_test_en_fa and got the simplest with your own hard earnings,' و با آن پولی که به زحمت به دست آوردی، ساده‌ترین و ارزان‌ترین چیزها را برای خودت خریده‌ای. mizan_test_en_fa and without stopping to think, و بنابراین بدون لحظه‌ای تردید و درنگ، mizan_test_en_fa I walked in, asked if they bought hair, and what they would give for mine.' قدم به داخل مغازه گذاشتم و پرسیدم که آیا مو می‌خرند یا نه و برای موی من چقدر به من خواهند داد. mizan_test_en_fa for I got rather excited, چون که من تقریبا به هیجان آمده بودم، mizan_test_en_fa and told the story in my topsy turvy way, and his wife heard, and said so kindly, و طوری با همان روش شلوغ و پلوغ خودم استان را برایش تعریف کردم که همسرش هم آن را شنید و با مهربانی گفت: mizan_test_en_fa and talk as cheerfully as they could about Mr. Brooke's kindness, the prospect of a fine day tomorrow, and the happy times they would have when Father came home to be nursed. و سعی کردند با خوشحالی درباره‌ی محبت آقای بروک و دورنمای یک روز قشنگ در آینده و زمانی که پدر به خانه باز می‌گردد و این که از وی چطور پرستاری خواهند کرد صحبت کنند. mizan_test_en_fa All began bravely, ابتدا همه با هم شروع به خواندن کردند، mizan_test_en_fa but broke down one by one till Beth was left alone, singing with all her heart, ولی یکی یکی صدا در گلویشان شکست و فقط بت بود که به تنهایی با تمام قلبش می‌خواند. mizan_test_en_fa Jo, laughed, and Meg sharply ordered her not to talk, جو خنده‌ای کرد و مگ با تندی به جو اعتراض کرد. mizan_test_en_fa then amiably promised to make her hair curl, ولی بعد با مهربانی به او قول داد که موهایش را فر خواهد زد و بعد از این قولی که به جود داد، mizan_test_en_fa and as they dressed, they agreed to say goodbye cheerfully and hopefully, به طوری که آن‌ها وقتی داشتند لباس می‌پوشیدند، گاهی قرار گذاشتند که برای خوشحالی و قوت قلب مادر، با شادی و امیدواری با وی خداحافظی کرده mizan_test_en_fa but looking so pale and worn with sleeplessness and anxiety that the girls found it very hard to keep their resolution. ولی در اثر بی‌خوابی شب قبل و نگرانی چنان رنگ‌پریده و از حال رفته به‌نظر می‌رسید، که دخترها اجرای تصمیمی را که چند لحظه‌ی قبل در اتاق خودشان گرفته بودند، بسیار مشکل یافتند. mizan_test_en_fa one folding her shawl, another smoothing out the strings of her bonnet, یکی شال او را تا می‌کرد و دیگری کلاه وی را صاف و مرتب می‌نمود، mizan_test_en_fa a third putting on her overshoes, and a forth fastening up her travelling bag... سومی روکفشی‌هایش را پایش می‌کرد و چهارمی بندهای کیف سفری‌اش را آماده می‌کرد mizan_test_en_fa and looking back, she saw it shining on the group at the gate like a good omen. و خانم مارچ وقتی برگشت و عقب سرش را نگاه کرد، نور آفتاب روی صورت گروهی که جلو دروازه ایستاده بودند تابیده بود، که آن را به فال نیک گرفت mizan_test_en_fa It was a little thing, but it went straight to their hearts, این شاید چیز کوچکی بود ولی مستقیما به قلب آن‌ها نشست، mizan_test_en_fa and in spite of their brave resolutions, they all broke down and cried bitterly. و با وجود تصمیم شجاعانه‌ای که گرفته بودند، همگی بغض کرده و به شدت شروع به گریستن نمودند. mizan_test_en_fa Meg insisted on reading the dispatches, و مگ به عنوان سرپرست خانواده، اصرار داشت، mizan_test_en_fa which grew more cheerful as the week passed. که این مخابرات روزانه را برای بقیه بخواند. با رسیدن این مخابرات روزانه، هر روز که می‌گذشت آن‌ها خوشحال‌تر و امیدوارتر می‌شدند. mizan_test_en_fa and how fortunate that Mr. Laurence's business detains him near you so long, و چقدر خوب شد که کار تجاری آقای لارنس در واشنگتن وسیله‌ای شد که آقای بروک این همه مدت آن‌جا معطل شود، mizan_test_en_fa since he is so useful to you and Father. و آن‌قدر به درد تو و پدر بخورد. mizan_test_en_fa He didn't come, and just at night I remembered what you said when Amy fell into the river. ولی او نیامد و درست وقتی شب شد، من آن چیزی را که تو روز به رودخانه افتادن ایمی به من گفته بودی به یاد آوردم. mizan_test_en_fa he calls me Chick and hurts my feelings by talking French to me very fast when I say Merci or Bon jour as Hattie King does. او مرا جوجه کوچولو صدا می‌زند و موقعی که من مثل هانی کینگ می‌گویم مرسی یا بن ژور، برای دست انداختن من چنان تند و تند فرانسه حرف می‌زند که احساسات مرا جریحه‌دار می‌سازد. mizan_test_en_fa but she starched em afore they was wrenched, ولی آن‌قدر بهشون نشاسته زد که مث چوب شده بودن، mizan_test_en_fa and blued a pink calico dress till I thought I should a died a laughin. و یه لباس صورتی را هم اون‌قدر نیل بهش زد که بنفش شده بود و من داشتم از خنده می‌مردم. mizan_test_en_fa girls insensibly relaxed their praiseworthy efforts a little, حالا دیگر دخترها داشتند برای آن همه کوشش‌های سزاوار پاداش که انجام داده بودند، یک خرده استراحت می‌کردند، mizan_test_en_fa and began to fall back into old ways. و بنابراین تا حدی به همان رویه‌ی قبلی‌شان بازگشته بودند. mizan_test_en_fa Jo liked this, and after an energetic rummage from garret to cellar, اتفاقا این موضوع چندان هم به مذاق جو بد نیامده بود و بعد از زیر و رو کردن و کندوکاو کردن اتاق شیروانی گرفته تا زیرزمین، mizan_test_en_fa and many of her sisters' also, for they were forgetful, و به علاوه بعضی از وظایف خواهرانش، چون فراموشکار بودند، توسط وی انجام می‌گرفت، mizan_test_en_fa and the house seemed like a clock whose pendulum was gone a visiting. و بنابراین خانه همچنان مثل یک ساعت منظم و مرتب به نظر می‌رسید. mizan_test_en_fa All were unconscious that this experience was a test of character, ولی همه از این موضوع غافل بودند که این تجربه، نوعی آزمون شخصیت بود، mizan_test_en_fa and when the first excitement was over, و موقعی که آن هیجان اولیه که قبلا نیز صحبتش را کردیم فرو نشست، mizan_test_en_fa So they did, but their mistake was in ceasing to do well, ولی اشتباه آن‌ها این بود که حالا دیگر زیادی بی‌خیال شده بودند، mizan_test_en_fa and they learned this lesson through much anxiety and regret. و این درس را به قیمت گران و نتیجه‌ی تأسف‌باری که از آن حاصل شد فرا گرفتند. mizan_test_en_fa Ask Hannah for some nice little mess, and take it round, Beth, the air will do you good,' said Jo, جو گفت: می‌توانی از هانا خواهش کنی که یک خرده خوراکی هم تهیه ببیند و آن را با خودت ببری. در ضمن یک خرده هواخوری هم برایت خوبست. mizan_test_en_fa when Beth quietly put on her hood, در این موقع بت به آرامی شنل کلاه‌دارش را پوشید، mizan_test_en_fa filled her basket with odds and ends for the poor children, و بعد از این که سبدش را که با مقداری خرت و پرت برای بچه‌ی بیچاره پر کرد، mizan_test_en_fa and there found little Beth sitting on the medicine chest, looking very grave, with red eyes and a camphor bottle in her hand. در آن‌جا چشمش به بت افتاد که با چشمانی متورم و قرمز، در حالی‌که شیشه‌ی کافور را به دست داشت، کنار جعبه‌ی دواها روی زمین نشسته بود. mizan_test_en_fa I saw in a minute it was sicker, من وقتی رسیدم آن‌جا دیدم که بچه حالش بدتر شده، mizan_test_en_fa but Lottchen said her mother had gone for a doctor, و لاچن گفت که مادرش دنبال یک دکتر رفته، mizan_test_en_fa so I took Baby and let Lotty rest. بنابراین من بچه را تو بغلم گرفتم تا لاتی یک خرده استراحت کند. mizan_test_en_fa I tried to warm its feet, and Lotty gave it some milk, من سعی کردم پاهایش را گرم کنم و لاتی هم کمی شیر در دهانش ریخت، mizan_test_en_fa but it didn't stir, and I knew it was dead.' ولی او شیر را نخورد و من فهمیدم که مرده است. mizan_test_en_fa I looked in Mother's book, and saw that it begins with headache, sore throat, and queer feelings like mine, من این را توی کتاب مادر نگاه کرده و دیدم که نوشته است این ناخوشی با سردرد، گلودرد، و یک احساس عجیبی مثل مال من شروع می‌گردد. mizan_test_en_fa I'll go and tell Amy,' said Meg, feeling a little hurt, yet rather relieved on the whole, for she did not like nursing, and Jo did. مگ با شنیدن این انتخاب در حالی‌که کمی رنجیده بود، ولی در عین حال از این‌که ابدا از پرستاری و این‌جور کارها خوشش نمی‌آمد، نفس راحتی کشید و گفت: پسر من می‌روم ترتیب کار ایمی را بدهم. mizan_test_en_fa Amy rebelled outright, and passionately declared ولی ایمی به محض فهمیدن موضوع قرنطینه، بی‌درنگ دست به شورش زد و با کج‌خلقی اعلام کرد، mizan_test_en_fa that she had rather have the fever than go to Aunt March. که تقریبا ترجیح می‌دهد مخملک بگیرد تا این‌که به نزد عمه مارچ برود. mizan_test_en_fa Amy protested that she would not go, and Meg left her in despair to ask Hannah what should be done. و ایمی حاضر نبود که نبود. وقتی خواهش و تمنا و در پی آن دعوا و مرافعه و اوقات تلخی فایده‌ای نبخشید، مگ با کمال ناامیدی احساس کرد که مجبور است بازگردد، mizan_test_en_fa You go to Aunt March's, and I'll come and take you out every day, تو می‌روی منزل عمه مارچ و من هر روز می‌آیم تو را می‌برم سورای یا گردش، mizan_test_en_fa driving or walking, and we'll have capital times. و حتما خیلی بهمان خوش خواهد گذشت و اوقات خوبی خواهیم داشت. mizan_test_en_fa and Amy, feeling very precious and self sacrificing, promised to go, و ایمی نیز در حالی‌که خیلی احساس از خودگذشتگی و فداکاری بهش دست داده بود، mizan_test_en_fa if the doctor said Beth was going to be ill. قول داد که اگر دکتر بگوید که بت به مخملک دچار گردیده است، به منزل عمه مارچ برود. mizan_test_en_fa and Hannah knows just what to do, and Mother said we were to mind her, so I suppose we must, but it doesn't seem quite right to me.' و هانا می‌داند که چه کار باید بکند و فرض کنید که مادر در جواب نوشت که مواظب او باشیم، خوب ما هم همین کار را داریم می‌کنیم. و در حالی‌که از شنیدن داستان هومل‌ها، موقر و ساکت به نظر می‌رسید، با اندکی امیدواری احتمال داد که ظاهرا وی به طور حفیف این ناخوشی را خواهد گرفت. mizan_test_en_fa but he thought she would have it lightly, though he looked sober over the Hummel story. پولی از آن طرف، ظاهرا چون باز هم لاری از عقب نیشگونش گرفته بود، در حالی‌که روی پایه‌اش ورجه و ورجه می‌کرد و به کلاه پیرزن پنجه می‌کشید، از حرصش فریاد زد mizan_test_en_fa squalled Polly, dancing on her perch, and clawing at the old lady's cap as Laurie tweaked him in the rear. در این موقع پولی از جایش پرید و در حالی‌که می‌خواست، mizan_test_en_fa cried Polly, tumbling off the chair with a bounce, and running to peck the rattlepated' boy, who was shaking with laughter at the last speech. اون پسره‌ی بی‌مغز را که از خنده دلش را گرفته بود نوک بزند، وسط حرف پیرزن پرید و فریاد زد mizan_test_en_fa I don't think I can bear it, but I'll try,' thought Amy, as she was left alone with Aunt March. بالاخره ایمی وقتی با عمه مارچ تنها ماند با خود اندیشید من نمی‌توانم وجود این طوطی فضول را تحمل کنم، ولی سعی خواهم کرد که بکنم. mizan_test_en_fa Then it was that Jo, living in the darkened room, with that suffering little sister always before her eyes بعد هم، این جو بود که در حالی‌که در آن اتاق تاریک که خواهر کوچکش با رنج و درد جلو چشمانش دراز کشیده بود، mizan_test_en_fa and that pathetic voice sounding in her ears, و فقط گاهی صدای ترحم‌انگیزش به گوش می‌رسید mizan_test_en_fa learned to see the beauty and to sweetness of Beth's nature, to feel how deep and tender a place she filled in all hearts, تازه پی به زیبایی و شیرینی سیرت بت می‌برد و می‌فهمید که این دختر کوچک چه جای عمیق و حساسی را در قلب‌ها پر کرده است. mizan_test_en_fa Meanwhile she lay on her bed with old Joanna at her side, for even in her wanderings she did not forget her forlorn protege. در این احوال، بت جوانای پیرش را در کنار خود خوابانده و حتی در این حال نیز نشان می‌داد که تحت‌الحمایه افلیج خود را فراموش نکرده است. mizan_test_en_fa and she lay hour after hour, tossing to and fro, with incoherent words on her lips, و او در حالی‌که سرش را به این طرف و آن طرف می‌چرخاند و کلمات نامفهوم و بی‌ربط از میان لبانش خارج می‌شد، ساعت‌ها و ساعت‌ها روی تختش می‌افتاد. mizan_test_en_fa Meg kept a telegram in her desk all ready to send off at any minute, و مگ همیشه یک تلگرام آماده توی کشوش داشت که هر دقیقه لازم باشد، آن را مخابره نماید، mizan_test_en_fa and Jo never stirred from Beth's side. و بالاخره جو نیز لحظه‌ای از پهلوی تخت بت دور نمی‌شد. mizan_test_en_fa and Jo, standing with a pale face for a minute, ran to the parlor, و جو هم بعد از این‌که برای یک دقیقه با صورتی پریده رنگ ایستاد، به اتاق نشیمن دویده، mizan_test_en_fa snatched up the telegram, and throwing on her things, rushed out into the storm. و تلگرام را بیرون کشید و سپس با عجله چیزهایش را برداشته و توی طوفان بیرون دوید. mizan_test_en_fa She was soon back, and while noiselessly taking off her cloak, Laurie came in with a letter, saying that Mr. سپس به زودی برگشته و در حالی که بی سروصدا داشت بالاپوشش را در می‌آورد، لاری با یک نامه از در وارد شد و خبر داد، mizan_test_en_fa March was mending again. که آقای مارچ دوباره حالش بهبود یافته. mizan_test_en_fa Jo read it thankfully, but the heavy weight did not seem lifted off her heart, جو با تشکر نامه را خواند، ولی به نظر می‌رسید که هنوز آن بار سنگین از دوشش برداشته نشده است، mizan_test_en_fa and her face was so full of misery و صورتش طوری پر از ناراحتی و غصه بود mizan_test_en_fa As the tears streamed fast down poor Jo's cheeks, همان طور که قطرات اشک از روی گونه‌های جو بیچاره پایین می‌غلتدیدند، mizan_test_en_fa she stretched out her hand in a helpless sort of way, as if groping in the dark, انگار که توی تاریکی کورمال، کورمال دنبال چیزی بگردد، دستش را به حالت کمک خواستن به جلو دراز کرد mizan_test_en_fa It was the best thing he could have done, far more soothing than the most eloquent words, ظاهرا این بهترین کاری بود که لاری در آن لحظات می‌توانست انجام دهد، و این حالت از هر سخنی و صحبتی بیشتر جو را آرام کرد. mizan_test_en_fa I'll send my bill, by and by, and tonight I'll give you some thing that will warm the cockles of your heart better than quarts of wine,' من صورت‌حساب خود را برایت خواهم فرستاد و امشب چیزی به تو خواهم داد که حتی بیشتر از یک گالن شراب قلبت را گرم خواهد کرد! mizan_test_en_fa but you were such a dear to go and do it in spite of Hannah that I couldn't help flying at you. برای این‌که تو آن‌قدر خوب و عزیز بودی که با وجود تأکید هانا، این کار را کردی و بنابراین من نتوانستم جلو خودم را بگیرم و به سر و کولت نپرم. mizan_test_en_fa Fly at me again. I rather liked it,' said Laurie, looking mischievous, a thing he had not done for a fortnight. لاری با شیطنت نگاهی به جو انداخت کاری که دو هفته بود نکرده بود و گفت: هی دوباره روی کله‌ام بپر. mizan_test_en_fa That's the interferingest chap I ever see, but I forgive him and do hope Mrs. March is coming right away,' said Hannah, with an air of relief, when Jo told the good news. من از این کار اتفاقا خوشم آمد. بعد موقعی که جو آن اخبار خوب را برای هانا برد، هانا در حالی‌که نفس راحتی می‌کشید گفت: تا حالا نخود هر آشی مثل این بچه ندیدم، ولی اونو می‌بخشم و امیدوارم که خانوم امشب به موقع از راه برسن. mizan_test_en_fa A breath of fresh air seemed to blow through the house, and something better than sunshine brightened the quiet rooms. به‌نظر می‌رسید که در عرض همین نیم‌ساعت گذشته، یک حالت تازگی و نشاط سراسر خانه را در خود گرفته بود و چیزی بهتر از نور آفتاب، اتاق‌های تاریک آن را روشن کرده بود. mizan_test_en_fa for no sleep came to them as they kept their watch, چون که در حالی‌که با آن احساس ناتوانی دردناکی در این جور مواقع به سراغ انسان می‌آید، mizan_test_en_fa with that dreadful sense of powerlessness which comes to us in hours like those. به انتظار خود ادامه می‌دادند و هرگز خواب به چشمانشان راه نیافت. mizan_test_en_fa If god spares Beth, I'll try to love and serve Him all my life,' answered Jo, with equal fervor. جو نیز با همان اندازه گرمی و حرارت گفت: اگر خداوند بت را به ما بازگرداند، من هم با خود عهدی می‌کنم که تمام عمرم او را دوست داشته و خدمتگزارش باشم. mizan_test_en_fa and anxious fears of delay in the storm, or accidents by the way, or, worst of all, و کم‌کم نگرانی حاصل از این تأخیر که یا در اثر طوفان، یا در اثر حادثه‌ای در راه، و یا از همه بدتر، mizan_test_en_fa a great grief at Washington, haunted the girls. وقوع حادثه غم‌انگیزی در واشنگتن بود، ترس به جان دخترهای بیچاره ریخت. mizan_test_en_fa It was past two, when Jo, who stood at the window thinking how dreary the world looked in its winding sheet of snow, ساعت از دو گذشته بود و جو در کنار پنجره ایستاده بود و داشت فکر می‌کرد که چقدر دنیا در زیر پوشش سفید برفی‌اش دوست‌داشتی به‌نظر می‌رسد، mizan_test_en_fa As if awaked by the stir, Hannah started out of her sleep, hurried to the bed, هانا که از این جنب و جوش‌های بی‌سروصدا انگار چیزی به وی الهام شده باشد، ناگهان از خواب پریده و سراسیمه به کنار تخت دوید. mizan_test_en_fa for both crept into the dark hall, and, sitting on the stairs, held each other close, rejoicing with hearts too full for words. چون در این لحظه آن‌ها با خوشحالی به داخل سرسرای تاریک خزیده و در حالی‌که روی پله‌ها می‌نشستند همدیگر را در آغوش کشیده و به گریه افتادند. mizan_test_en_fa the dreadful pallor gone, and breathing quietly, as if just fallen asleep. و در حالی‌که به آرامی نفس می‌کشید، و پیدا بود که به خواب سنگینی فرو رفته است و دیگر اثری از آن رنگ‌پریدگی عجیب در صورتش نبود. mizan_test_en_fa and now I mean to put it in my vase here, so that when the darling wakes, و من حالا قصد دارم آن را توی گلدان کنار تختخوابش بگذارم تا وقتی بت عزیز چشمانش را باز می‌کند، mizan_test_en_fa the first thing she sees will be the little rose, and Mother's face.' اولین چیزی که ببیند، این رز زیبا و صورت مادر باشد. mizan_test_en_fa It looks like a fairy world,' said Meg, smiling to herself, as she stood behind the curtain, watching the dazzling sight. مگ در حالی‌که پشت پرده‌ی پنجره‌ی اتاق ایستاده بود و منظره‌ی خیره‌کننده‌ی بیرون را تماشا می‌کرد، با خود خنده‌ای کرد و اظهار داشت: مثل دنیای پریان به نظر می‌رسد. mizan_test_en_fa the old lady felt it her duty to try and counteract, as far as possible, the bad effects of home freedom and indulgence. پیرزن به نظر خودش سعی می‌کرد تا آن‌جایی که ممکن است اثرات بد آزادی و اغماض‌های توی خانه‌ی برادرش را از بین برده و ایمی را کمی اصلاح نماید. mizan_test_en_fa So she took Amy by the hand, and taught her as she herself had been taught sixty years ago, بنابراین کاملا ایمی را توی دستش گرفته و با همان روشی او را تعلیم می‌داد که خودش در شصت سال پیش مورد تعلیم قرار گرفته بود! mizan_test_en_fa a process which carried dismay to Amy's soul, and made her feel like a fly in the web of a very strict spider. به طوری که با این رفتارش طفلکی ایمی را دستخوش دلتنگی و آزردگی کرده و باعث شده بود که دخترک احساس کند حالت پروانه‌ای را دارد که در چنگال یک عنکبوت خیلی سخت‌گیر گرفتار شده باشد. mizan_test_en_fa the lap dog combed, and a dozen trips upstairs and down to get things or deliver orders, بعد نوبت آن سگ پشمالو بود که باید موهایش را شانه می‌زد و به اضافه ده‌ها بار بالا و پایین رفتن از پله‌ها برای انجام خرده فرمایش‌هایش. mizan_test_en_fa After these tiresome labors, she must do her lessons, which was a daily trial of every virtue she possessed. بعد از این کارهای خسته کننده، او باید درس‌هایش را انجام می‌داد که عبارت بودند از دریافت یک‌سری سخنرانی درباره‌ی فضائل و کمالات هر روز خدا. mizan_test_en_fa Laurie came every day, and wheedled Aunt March till Amy was allowed to go out with him, when they walked and rode and had capital times. لاری هر روز می‌آمد و عمه مارچ را کمی روی صندلی‌اش گردش می‌داد تا به ایمی اجازه دهد که همراه او برای گردش و یا سواری برود، که این تنها اوقات خوش ایمی به شمار می‌رفت. mizan_test_en_fa which she usually did for an hour, as she dropped off over the first page. مجبور بود همان طور ساکت سر جایش بنشیند که این چرت معمولا از وقتی که ایمی صفحه‌ی اول را ورق می‌زد، شروع شده و یک ساعتی طول می‌کشید. mizan_test_en_fa for he soon felt that she did not admire him, چون طوطی که در عرض همان یکی دو روز اول فهمیده بود که دخترک خیلی محلش نمی‌گذارد، mizan_test_en_fa and revenged himself by being as mischievous as possible. از در انتقام درآمده و تا جایی که می‌توانست شیطنت و بدجنسی می‌کرد. mizan_test_en_fa called her names before company, and behaved in all respects like an reprehensible old bird. او را بدون به کار بردن لغت دوشیزه، همان‌طور فقط ایمی صدا می‌زد و خلاصه کاملا مثل یک پرنده‌ی پیر بی‌ادب و سزاوار سرزنش رفتار می‌کرد. mizan_test_en_fa Esther was a Frenchwoman, who had lived with Madame', as she called her mistress, for many years, and who rather tyrannized over the old lady, استر یک زن فرانسوی بود که از زمانی که به خدمت خانم مارچ در آمده بود، یعنی از سال‌ها پیش با او زندگی می‌کرد و از اطرافیان وی تنها کسی بود که تقریبا به پیرزن حکومت می‌کرد. mizan_test_en_fa little pigeonholes, and secret places, in which were kept all sorts of ornaments, some precious, some merely curious, all more or less antique. خانه‌های کوچک و گوشه‌های مخفی بود که در آن انواع و اقسام زیورآلات قرار داشت که بعضی گرانبها، برخی فقط جالب و روی هم رفته همگی عتیقه بودند. mizan_test_en_fa replied Amy, looking with great admiration at a string of gold and ebony beads from which hung a heavy cross of the same. و ایمی در حالی‌که مثل همیشه با اشتیاق و تحسین به آن زنجیر طلایی با مهره‌های آبنوس و صلیب جواهرنشان در وسط آن نگاه می‌کرد پاسخ داد mizan_test_en_fa Amy liked the idea, and gave her leave to arrange the light closet next her room, hoping it would do her good. خلاصه ایمی از این نقشه‌ی استر خوشش آمد، به امید این‌که شاید این‌طوری کمی دلش باز شود و خواهش کرد که آن صندوقخانه‌ی کوچک پشت اتاقش را برای این منظور رو به راه نماید. mizan_test_en_fa and the old lady complacently admired the success of her training. و بانوی پیر که این را به حساب سخنرانی‌های خود می‌گذاشت، در حالی‌که از روش خود خیلی راضی بود، از موفقیت این دوره‌ی تربیتی کلی به خود می‌بالید. mizan_test_en_fa Esther fitted up the closet with a little table, placed a footstool before it, and over it a picture taken from one of the shut up rooms. استر هم اتاق صندوقخانه را با گذاردن یک میز و یک صندلی، برای ایمی درست کرده بود که در روی میز هم قاب عکسی را که از یکی از آن اتاق‌های دربسته آورده بود، گذارده بود. mizan_test_en_fa she borrowed it, well knowing that Madame would never know it, nor care if she did. بنابراین موقتا آن را به امانت از اتاق مذکور برداشته بود و فکر می‌کرد که مادام هرگز این را نخواهد فهمید و تازه اگر هم بفهمدم خیلی اهمیت نخواهد داد. mizan_test_en_fa Amy felt relieved and laid it by to show Laurie, whom she wanted as a second witness. ایمی نفس راحتی کشید و چون قصد داشت لاری نیز دومین شاهد وصیتنامه‌اش باشد، تا آمدن لاری آن را به دقت توی کشو میزش گذاشت تا نشانش بدهد. mizan_test_en_fa As it was a rainy day, she went upstairs to amuse herself in one of the large chambers, چون آن روز یک روز بارانی بود، بنابراین تا آمدن لاری، ایمی از پله‌ها بالا رفت تا سر خودش را در یکی از سالن‌های بزرگ گرم نماید mizan_test_en_fa The last name was written in pencil, and Amy explained that he was to rewrite it in ink and seal it up for her properly. این اسم آخری، با مداد نوشته شده بود و ایمی توضیح داده که دوباره آن را با مرکب خواهد نوشت، و آن را مهر خواهد کرد. mizan_test_en_fa asked Laurie soberly, as Amy laid a bit of red tape, with sealing wax, a taper, and a standish before him. لاری بعد از تمام کردن وصیتنامه، همان‌طور که ایمی داشت تکه‌ای قیطان قرمز و چسب مهر و موم و همچنین یک شمع مومی و یک دوات را جلو او می‌گذاشت، با قیافه‌ای موقر پرسید mizan_test_en_fa She was sorry she had so little to give, او خیلی متأسف بود از این‌که آن قدر چیز کمی برای بخشیدن داشت، mizan_test_en_fa and left locks of hair to the rest of us, and her best love to Grandpa. و گیره‌های سرش را هم به بقیه بخشید، و به پدربزرگ هم، بیشترین عشق و آرزو را. mizan_test_en_fa Laurie was signing and sealing as he spoke, and did not look up till a great tear dropped on the paper. لاری همان طور که داشت صحبت می‌کرد، ضمنا مشغول امضا کردن و مهر و موم کردن نیز بود، بنابراین سرش را بالا نکرد تا قطره‌ی درشت اشکی را که بی‌اختیار روی کاغذ وصیتنامه چکید ببیند. mizan_test_en_fa she only smiled and nestled close in the loving arms about her, feeling that the hungry longing was satisfied at last. فقط لبخندی زد و در حالی‌که احساس می‌کرد بالاخره آرزویش برای دیدن مادر برآورده شده است توی بازوان مهربانی که به رویش گشوده شده بود خزید. mizan_test_en_fa for she would not unclasp the thin hand which clung to hers even in sleep. زیرا وی مجبور بود همان‌جا کنار بت بنشیند، چون حتی در خواب نیز، جدا کردن آن انگشتان لاغر که آن طور محکم بازویش را چسبیده بود غیرممکن می‌نمود. mizan_test_en_fa for everyone slept, spent with watching, and a Sabbath stillness reigned through the house, چون همه خسته از شب‌زنده‌داری و نگرانی و هیجان، هنوز در خواب بودند و نوعی آرامش مخصوص روز یکشنبه، تمام خانه را در خود گرفته بود. mizan_test_en_fa waking often to look at, touch, and brood over her child, در حالی‌که دائما بیدار می‌شد و بت را نگاه می‌کرد و لمسش می‌نمود، mizan_test_en_fa like a miser over some recovered treasure. مثل آدم حریصی که مراقب گنج قیمتی‌اش باشد، چهار چشمی مواظب بچه‌اش بود. mizan_test_en_fa Amy came out so strong on this occasion that I think the good thoughts in the little chapel really began to bear fruit. و ایمی چنان در این مرحله قوی از آب درآمد که من فکر می‌کنم آن فکرهای خوب توی نمازخانه‌ی کوچک، واقعا داشت اثر خود را نشان می‌داد. mizan_test_en_fa while Aunt March had pulled down the curtains and sat doing nothing in an unusual fit of benignity. و عمه مارچ نیز در حالی‌که پیرده‌ها را کشیده است بدون این‌که کاری انجام دهد، همان‌طور بی‌صدا روی صندلی‌اش نشسته و برخلاف معمول، حالت خیلی مهربانی دارد. mizan_test_en_fa After a while, they began to think he was not going to wake up till night, and I'm not sure that he would, بعد از چند دقیقه‌ای، ایمی و عمه مارچ فکر کردند که اصلا شاید امروز پسرک تا شب هم نتواند ایمی را به گردش ببرد و من هم مطمئن نیستم که او قادر می‌بود. mizan_test_en_fa They were alone together in the chapel, to which her mother did not object when its purpose was explained to her. آن‌ها توی نمازخانه‌ی کوچک ایمی تنها بودند و مادرش هنوز نمی‌دانست که این اتاق کوچک برای چیست تا این‌که ایمی منظور از آن را برایش توضیح داد. mizan_test_en_fa As Amy pointed to the smiling Christ child on his Mother's knee, ولی همان‌طور که ایمی داشت به مسیح خندان که روی زانوی مادرش نشسته بود اشاره می‌کرد، mizan_test_en_fa Mrs. March saw something on the lifted hand that made her smile. خانم مارچ متوجه چیزی در انگشت دخترک شده و خنده‌اش گرفت، mizan_test_en_fa Amy looked so earnest and sincere about it that her mother stopped laughing, and listened respectfully to the little plan. و ایمی، چنان مشتاق و صمیمی به نظر می‌رسید که مادرش دست از خندیدن کشید و با احترام گوش به سخنرانی کوچک و معصومانه‌ی دخترش داد. mizan_test_en_fa and that's the reason everyone loves her and feels so bad at the thoughts of losing her. و به همین دلیل است همه او را آن‌قدر دوست دارند و از فکر از دست دادنش خیلی غصه‌دار هستند در حالی‌که اگر من به جای بت مریض می‌شدم، mizan_test_en_fa Mercy me! I don't know anything about love and such nonsense! جو با قیافه‌ی خنده‌داری که مخلوطی از علاقه و تحقیر و توهین بود فریاد کرد: اوه، پناه بر خدا! mizan_test_en_fa ' cried Jo, with a funny mixture of interest and contempt. من هیچ‌وقت چیزی درباره‌ی عشق و این‌جور مزخرفات سرم نمی‌شود! mizan_test_en_fa for he told us he loved her, چون که خودش به ما گفت که مگ را دوست دارد، mizan_test_en_fa but would earn a comfortable home before he asked her to marry him. ولی دلش می‌خواهد قبل از این‌که این تقاضایش را مطرح کند، یک خانه‌ی راحت برایش دست و پا کند. mizan_test_en_fa He only wanted our leave to love her and work for her, and the right to make her love him if he could. او فقط از ما خواست که اجازه دهیم مگ را دوست داشته باشد و برای خاطر وی کار نماید و اگر مگ نیز از وی خوشش بیاید، به مگ نیز اجازه دهیم که وی را دوست داشته باشد. mizan_test_en_fa They'll go lovering around the house, and we shall have to dodge. آن‌ها گوشه و کنار خانه مشغول عشقبازی شده و ما مجبور خواهیم شد که دائما این طرف و آن طرف کوچ کنیم تا آن‌ها با هم تنها باشند. mizan_test_en_fa Brooke will scratch up a fortune somehow, carry her off, بروک هر طوری شده آینده‌ای برای خود فراهم ساخته و مگ را از نزد ما خواهد برد، mizan_test_en_fa and make a hole in the family, و بدین ترتیب یک حفره‌ی خالی در خانواده به جای خواهد ماند mizan_test_en_fa but I do want to keep my girls as long as I can, and I am sorry that this happened so soon, ولی راستش من دلم می‌خواهد دخترانم را تا آن‌جایی که ممکن است بیشتر توی خانه نگه دارم و متأسفم که این اتفاق به این زودی افتاد. mizan_test_en_fa If rank and money come with love and virtue, also, اگر پول و مقام با عشق و فضائل انسانی توأم باشد، mizan_test_en_fa I should accept them gratefully, and enjoy your good fortune, من آن را با شکر به درگاه خداوند قبول خواهم کرد و از آینده‌ی خوب هرکدام از شما لذت خواهم برد. mizan_test_en_fa for if I am not mistaken, زیرا اگر اشتباه نکنم، mizan_test_en_fa she will be rich in the possession of a good man's heart, او از این نظر که صاحب قلب یک مرد خوب خواهد شد، زن ثروتمندی خواهد بود، mizan_test_en_fa and that is better than a fortune.' و این خیلی بهتر از یک آینده‌ی پرجلال و شکوه است. mizan_test_en_fa for I'd planned to have her marry Teddy by and by and sit in the lap of luxury all her days. چون نقشه کشیده بودم که او زن لاری شود و بدین ترتیب آن طوری که همیشه در رؤیایش بوده به دامن تجمل و اشرافیت تکیه بزند. mizan_test_en_fa Then he's rich and generous and good, and loves us all, به‌علاوه او هم ثروتمند و هم دست و دلباز است و همه‌ی ما را هم دوست دارد. mizan_test_en_fa and I say it's a pity my plan is spoiled.' بنابراین خیلی حیف شد که نقشه‌ی من این‌طور خراب شد. mizan_test_en_fa I'm afraid Laurie is hardly grown up enough for Meg, من می‌ترسم که لاری به اندازه‌ی کافی برای مگ بزرگ نباشد، mizan_test_en_fa and altogether too much of a weathercock just now for anyone to depend on. و روی‌هم رفته فعلا برای این‌که یک زن بتواند به او تکیه نماید، زیادی دمدمی مزاج است. mizan_test_en_fa Well, I won't, but I hate to see things going all crisscross and getting snarled up, when a pull her and a snip there would straighten it out. بسیار خوب من دیگر این کار را نخواهم کرد. ولی نفرت دارم از این‌که ببینم همه چیز این طور وارونه و عوضی از آب در بیاید. mizan_test_en_fa The kiss her mother gave her was a very tender one, and as she went away, Mrs. March said, with a mixture of satisfaction and regret, بعد هم هنگامی که مگ صورت مادرش را بوسید، آن‌قدر این بوسه لطیف و محبت‌آمیز بود که وقتی مگ داشت از اتاق بیرون می‌رفت، مادرش با رضایتی توأم با افسوس به خود گفت mizan_test_en_fa and Jo assumed a patronizing air, which decidedly aggravated Meg, who in turn assumed an air of dignified reserve and devoted herself to her mother. مگ خیلی تعجب کرد و باعث شد که از این بدجنسی و توداری جو یک قیافه‌ی رنجیده‌ی خیلی باوقاری به خودش بگیرد و تمام وقت خود را به مادرش اختصاص داد و جو را با اندیشه و تفکر تنها گذارد. mizan_test_en_fa for he was an incorrigible tease, چون می‌دانست که او یک فضول اصلاح‌ناپذیر است، mizan_test_en_fa and she feared he would coax the secret from her. و می‌ترسید که اگر زیادی به وی نزدیک شود، مبادا او بالاخره زیر زبانش را بکشد و رازش برملا شود. mizan_test_en_fa declared her knew, then that he didn't care; and at last, by dint of perseverance, از این رو اعلام کرد که خودش قضیه را می‌داند و بعد از آن هم ظاهرا خودش را نسبت به موضوع بی‌تفاوت نشان داد، و بالاخره هم با پشتکار و استقامت مداوم، mizan_test_en_fa Feeling indignant that he was not taken into his tutor's confidence, he set his wits to work to devise some proper retaliation for the slight. ولی با رنجیدگی ناشی از این‌که چرا معلم سرخانه‌اش او را محرم اسرار خود ندانسته، تمام هوش و ذکاوت خود را به کار بست و نقشه کشید که به طریقی تلافی این حقیرشماری و بی‌اعتنایی از طرف معلمش را در بیاورد. mizan_test_en_fa I caught her singing that song he gave her, and once she said John', as you do, به علاوه من او را در حال خواندن آن آوازی که بروک به وی یاد داده بود غافلگیر کردم و یک بار هم آن‌طوری که تو عادت داری بگویی گفت: جان mizan_test_en_fa Mrs. March and Jo were deep in their own affairs, when a sound from خانم مارچ و جو سخت مشغول کارهایشان بودند که به صدای فریادی از جانب مگ سرشان را بالا کردند. mizan_test_en_fa Meg made them look up to see her staring at her note with a frightened face. مگ با قیافه‌ای متوحش به نامه‌ای که در دست داشت خیره شده بود. mizan_test_en_fa ' cried her mother, running to her, while Jo tried to take the paper which had done the mischief. جو فورا به طرف مگ رفته و سعی کرد کاغذی را که این‌طور با بدجنسی باعث ناراحتی مگ شده بود از وی بگیرد و مادرش هم هراسان به طرف مگ دوید و پرسید mizan_test_en_fa Meg's mild eyes kindled with anger as she pulled a crumpled note from her pocket and threw it at Jo, چشمان ملایم و مهربان مگ از خشم زبانه می‌کشید و یک نامه‌ی مچاله شده را از توی جیبش بیرون کشید و آن را به طرف جو انداخت، mizan_test_en_fa saying reproachfully, و سرزنش‌کنان گفت: mizan_test_en_fa It's like his writing,' faltered Meg, comparing it with the note in her hand. مگ در حالی‌که حالا کمی دچار تردید شده بود و یادداشت را با نامه‌ی دیگری که در دستش بود مقایسه می‌کرد گفت: ولی این شبیه خط خود اوست. mizan_test_en_fa I received the first letter from Laurie, who didn't look as if he knew anything about it,' began Meg, without looking up. مارگارت بدون این‌که سرش را بالا کند، این طور شروع کرد: اولین نامه را توسط لاری دریافت کردم که اصلا به نظر نمی‌رسید چیزی درباره‌ی موضوع می‌داند. mizan_test_en_fa I'm so silly that I liked to think no one knew, من خیلی احمق هستم که خیال می‌کردم هیچ‌کس از آن خبر ندارد، mizan_test_en_fa and while I was deciding what to say, I felt like the girls in books, who have such things to do. و در حالی‌که تصمیم می‌گرفتم که چه جوابی بدهم، خودم را مثل دخترهای توی داستان‌ها تصور می‌کردم. mizan_test_en_fa Mrs. March smiled, as if well pleased, and Jo clapped her hands, exclaiming, with a laugh, خانم مارچ انگار که خیلی با این جواب خشنود شده باشد، لبخندی به لب آورد و جو هم دست‌هایش را به هم زده و با خنده گفت: mizan_test_en_fa Meg leaned against her mother, looking the image of despair, and Jo tramped about the room, calling Laurie names. مگ به مادرش تکیه داده و خیلی ناراحت به‌نظر می‌رسید و جو نیز در حالی‌که باز هم نام لاری را به زبان می‌آورد، طول و عرض اتاق را می‌پیمود. mizan_test_en_fa Do you love him enough to wait till her can make a home for you, or will you keep yourself quite free for the present?' آیا تو هم به قدر کافی او را دوست داری تا صبر کنی که برایت یک خانه و زندگی درست کند یا این‌که دلت می‌خواهد فعلا کاملا آزاد باشی و تعهدی نداشته باشی؟ mizan_test_en_fa but he knew the minute he saw Mrs. ولی به محض این‌که چشم لاری به قیافه‌ی خانم مارچ افتاد، mizan_test_en_fa March's face, and stood twirling his hat with a guilty air which convicted him at once. علت این احضار را فهمید و در حالی‌که کلاهش را توی دستش می‌چرخاند، با قیافه‌ای گناهکار که فورا وی را لو داد، جلو خانم مارچ ایستاد. mizan_test_en_fa When they were called in, Laurie was standing by their mother with such a penitent face that Jo forgave him on the spot, بالاخره موقعی که دخترها به اتاق خوانده شدند، لاری با چنان قیافه‌ی توبه‌کار و پشیمانی کنار مادر ایستاده بود که جو همان‌جا در جا وی را بخشید. mizan_test_en_fa I'll never tell him to my dying day, wild horses shan't drag it out of me, من قول می‌دهم که حتی تا روز مرگم نیز چیزی از این موضوع به بروک نگویم و مطمئن باش اگر سرم هم برود کسی نخواهد توانست این راز را از من بیرون بکشد. mizan_test_en_fa It was altogether abominable, and I don't deserve to be spoken to for a month, but you will, though, won't you? روی هم رفته کار خیلی زشتی بود و من سزاوار نیستمن که کسی تا یک ماه با من صحبت کند، ولی تو صحبت خواهی کرد. نه مگ؟ mizan_test_en_fa Jo stood aloof, meanwhile, trying to harden her heart against him, and succeeding only in primming up her face into an expression of entire disapprobation. در این ضمن، جو کناری ایستاده بود و سعی داشت خود را سنگدل نشان دهد، ولی فقط موفق شده بود که قیافه‌ی شماتت‌آمیزی به خود بگیرد. mizan_test_en_fa La, no Miss, نه خانم. mizan_test_en_fa but he's had a scene with Mr. Laurie, who is in one of his tantrums about something, which vexes the old gentleman, ولی ایشان با آقای لاری که انگار سر چیزی خیلی پکر و کج خلق هستند، یک بگو و مگو داشته‌اند که کفر آقای پیر را درآورده است. mizan_test_en_fa Seeing that he really was out of temper, Jo, who knew how to manage him, assumed a contrite expression, and going artistically down upon her knees, جو با دیدن قیافه‌ی واقعا پکر لاری چون که می‌دانست که هر وقت لاری اینطور است، چطوری باید ترتیب کار را بدهد، فورا یک قیافه‌ی پشیمان و توبه‌کار به خودش گرفت و مثل یک هنرپیشه‌ی ماهر، تعظیمی به لاری کرد mizan_test_en_fa said Jo, forgetting her part of mentor in lively visions of martial life at the capital. در این موقع جو که فکر سفر به پایتخت، پاک حواسش را پرت کرده بود، در حالی‌که عجالتا معلم اخلاق بودنش را فراموش می‌کرد، بی‌اختیار گفت mizan_test_en_fa I know Meg would wet blanket such a proposal, but I thought you had more spirit,' began Laurie insinuatingly. لاری با کنایه گفت: من خیال می‌کردم که فقط مگ است که با شنیدن یک چنین پیشنهادی بالشش را خیس می‌کند، و فکر می‌کردم که تو یکی دل و جرأت بیشتری داری. mizan_test_en_fa as she walked away, leaving Laurie bent over a railroad map with his head propped up on both hands. بعد از اتاق بیرون رفت و لاری را در حالی‌که روی یک نقشه‌ی راه‌آهن خم شده بود و سرش را بین دست‌هایش گرفته بود تنها گذارد. mizan_test_en_fa affected to be searching for her book, but was really wondering how best to introduce the dangerous object of her visit. و در حالی‌که وانمود می‌کرد که دارد دنبال کتاب مورد نظرش می‌گردد، در واقع داشت فکر می‌کرد، چطوری می‌تواند منظور خطرناک خود از این ملاقات را عنوان نماید. mizan_test_en_fa She obediently descended, and made as light of the prank as she could without betraying Meg or forgetting the truth. پس جو با اطاعت از نردبان پایین آمد و قضیه‌ی شیطنت را با سیاست بافی کامل، بدون این‌که مگ را رسوا نماید یا این‌که حقیقت را فاش نماید، برای جنتلمن پیر تعریف کرد. mizan_test_en_fa said Mr. Laurence, rubbing up his hair till it looked as if he had been out in a gale, and smoothing the frown from his brow with an air of relief. در این موضع آقای لارنس بعد از شنیدن داستان، در حالی‌که دستی به موهای خود می‌کشید و چین وسط ابروهایش را باز می‌کرد، نفس راحتی کشید و گفت mizan_test_en_fa said Jo, trying to say a kind word for her friend, who seemed to get out of one scrape only to fall into another. جو در حالی‌که سعی می‌کرد جانب دوستش را که هنوز از یک گرفتاری و بازخواست خلاص نشده، گیر یک بازخواست و دردسر دیگر افتاده بود بگیرد اظهار داشت: mizan_test_en_fa Jo was determined to have it out now, and tried to look quite placid, though she quaked a little after her bold speech. ظاهرا جو مصمم بود که حرفش را بزند ولو این‌که تنبیه شود و با وجودی که بعد از این جمله‌ی گستاخانه‌ای که بر زبان آورده بود به خود لرزید، سعی کرد آرام و متین جلوه نماید. mizan_test_en_fa Mr. Laurence's ruddy face changed suddenly, and he sat down, with a troubled glance at the picture of a handsome man, which hung over his table. به شنیدن این هشدار، قیافه‌ی برافروخته‌ی آقای لارنس ناگهان تغییر یافته و با صورتی آزرده نگاهی به تصویر مرد خوش‌قیافه‌ای که از بالای میز کتابخانه آویزان بود انداخت. mizan_test_en_fa Jo tried to look pathetic but must have failed, for Mr. جو سعی کرد خیلی ترحم‌انگیز به نظر بیاید، ولی ظاهرا می‌بایستی شکست خورده باشد، mizan_test_en_fa Laurence began to laugh, and she knew the day was won. چون آقای لارنس شروع به خندیدن کرد و جو فهمید که برنده شده است. mizan_test_en_fa and was going quietly away, when the young gentleman slid down the banisters, and waited for her at the bottom, بعد از چند دقیقه جو داشت بی‌صدا و آرام پایین می‌رفت که قفل در باز شد و جنتلمن جوان از نرده‌ها به پایین سر خورد و در انتهای پله‌ها منتظر دختر ایستاد و وقتی جو به او رسید، mizan_test_en_fa and once Jo, rummaging her sister's desk for stamps, found a bit of paper scribbled over with the words, Mrs. John Brooke', و یک‌بار که جو داشت میز خواهرش را برای یافتن تمبری جستجو می‌رد، چشمش به یک تکه کاغذ افتاد که با کلمات خانم جان بروک خطی و پر شده بود، mizan_test_en_fa whereat she groaned tragically and cast it into the fire, feeling that Laurie's prank had hastened the evil day for her. که جو با دیدن آن غرش غم‌انگیزی نمود و در حالی‌که احساس می‌کرد این شوخی نابه‌جا لاری روزی شیطانی موعود را برای خواهرش پیش انداخته است، کاغذ کذایی را توی آتش انداخت. mizan_test_en_fa Her once active limbs were so stiff and feeble that Jo took her for a daily airing about the house in her strong arms. پاهای بت که زمانی آن‌قدر فرز و چالاک بودند، حالا آن‌قدر ضعیف و رنجور شده بودند که جو روز وی را توی بازوان قوی‌اش گرفته و دوروبر خانه هوایی می‌داد. mizan_test_en_fa while Amy, a loyal slave of the ring, در حالی‌که از آن طرف ایمی هم مثل یک غلام حقله به‌گوش وظیفه‌شناس و وفادار، mizan_test_en_fa celebrated her return by giving away as many of her treasures as she could prevail on her sisters to accept. بازگشتنش را به خانه با بخشیدن گنجینه‌هایش به خواهرانش جشن گرفته بود. mizan_test_en_fa After many skirmishes and snubbings, the ambitious pair were considered effectually quenched and went about with forlorn faces, امسال هم بالاخره بعد از کشمکش‌ها و تو ذوق‌زدن‌های بسیاری، این زوج جاه‌طلب ظاهرا در حالی‌که نوکشان چیده شده بود، با قیافه‌های عبوس و اوقات تلخ پی‌کارشان رفتند، mizan_test_en_fa I'm sure I am,' echoed Amy, poring over the engraved copy of the Madonna and Child, which her mother had given her in a pretty frame. ایمی نیز دستی به کپیه‌ی گراور شده‌ی تابلوی مادونا و بچه که از طرف مادرش توی یک قاب زیبا به وی هدیه شده بود کشید و اظهار داشت: من هم مطمئنم که این‌طورم. mizan_test_en_fa Of course I am! ' cried Meg, smoothing the silvery folds of her first sild dress, for Mr. Laurence had insisted on giving it. مگ هم در حالی‌که چین‌هی نقره‌ای رنگ اولین لباس ابریشمی‌اش را با دست صاف می‌کرد که آقای لارنس در دادن آن به مگ اصرار ورزیده بود گفت: البته که من هم همین‌طور. mizan_test_en_fa He might just as well have turned a somersault and uttered an Indian war whoop, for his face was so full of suppressed excitement صورت لاری آن‌قدر پر از هیجان بود و صدایش آن قدر مملو از شادی که انگار می‌خواست از خوشی معلق بزند و یک جیغ سرخ‌پوستی بکشد، mizan_test_en_fa which she had forgotten to put down when she rushed up from the kitchen. همان‌طور به دیدن آقای مارچ خشکش زده و بعد هم به وضع خنده‌داری بغض کرده بود. mizan_test_en_fa at which Mr. Brooke suddenly remembered that Mr. March needed rest, and seizing Laurie, he precipitately retired. اصلا آن‌طور که با عجله از توی آشپزخانه داشت به اتاق نشیمن شیرجه می‌رفت، یادش رفته بود که باید بوقلمون را روی میز بگذارد. mizan_test_en_fa how devoted Brooke had been, و تازه در این موقع بود که آقای بروک به خاطر آورد که آقای مارچ بیچاره نباید آن قدر سرپا بایستد و احتیاج به استراحت دارد. mizan_test_en_fa and how he was altogether a most estimable and upright young man. وی همچنین شرح داد که چطور آقای بروک وفادارانه در تمام این مدت از وی پرستاری کرده و وری هم رفته چقدر جوان لایق و نیکوکاری است. mizan_test_en_fa The fat turkey was a sight to behold, when Hannah sent him up, منظره‌ی بوقلمون سرخ کرده وقتی هانا آن را سر میز فرستاد، خیلی تماشایی بود. mizan_test_en_fa stuffed, browned, and decorated. یک بوقلمون قهوه‌ای خوش‌رنگ شکم‌پر و تزیین یافته با انواع و اقسام خوراکی‌ها. mizan_test_en_fa Mr. Laurence and his grandson dined with them, also Mr. آقای لارنس و نوه‌اش هم به شام دعوت شده بودند mizan_test_en_fa Brooke, at whom Jo glowered darkly, to Laurie's infinite amusement. و همین‌طور هم آقای بروک که وجود مهمان اخیر باعث شده بود که کفر جود در آید و این موضوع کلی باعث تفریح لاری گردید. mizan_test_en_fa Two easy chairs stood side by side at the head of the table, دو صندلی راحتی پهلو به پهلو در بالای میز شام گذاشته شده بود، mizan_test_en_fa in which sat Beth and her father, feasting modestly on chicken and a little fruit. که در دروی آن‌ها پدر و بت نشسته بودند و با قناعت به خوراک جوجه و اندکی میوه بقیه را همراهی می‌کردند. mizan_test_en_fa said Meg, smiling at the fire, and congratulating herself on having treated Mr. مگ در حالی که رو به آتش داشت و لبخند می‌زد و از این که با وقار تمام با بروک رفتار کرده بود به خودش تبریک می‌گفت پاسخ داد mizan_test_en_fa Brooke with dignity. ایمی نیز در حالی که با نگاهی متفکر به برق انگشتری که در دست داشت خیره شده بود پاسخ داد: فکر می‌کنم روی هم رفته سال سختی بود. mizan_test_en_fa I think it's been a pretty hard one,' observed Amy, watching the light shine on her ring with thoughtful eyes. از آن طرف بت همان‌طور که روی زانوی پدرش نشسته بود، نجواکنان پاسخ داد: من خوشحالم که سال زودتر تمام شد. mizan_test_en_fa I'm glad it's over, because we've got you back,' whispered Beth, who sat on her father's knee. چون تو پیش ما برگشتی پدر. mizan_test_en_fa he pointed to the roughened forefinger, a burn on the back, and two or three little hard spots on the palm. و در حالی‌که به پوست خشن انگشت سبابه، یک سوختگی در پشت آن و به چند تا پینه‌ی کوچک در کف دست اشاره می‌کرد اظهار داشت: mizan_test_en_fa A burnt offering has been made to vanity, this hardened palm has earned something better than blisters, این سوختگی حکایت از یک از خودگذشتگی دارد و این کف دست خشن چیزهایی را خیلی بهتر از چند تا پینه‌ی کوچک به دست آورده است mizan_test_en_fa He laughed and looked across at the tall girl who sat opposite, with and unusually mild expression in her face. او لبخندی زد و نگاهی به دخترک قدبلندی که روبه‌رویش نشسته بود انداخت که بر خلاف همیشه، حالتی ملایم توأم با آرامش از چهره‌ی قهوه‌ای رنگش مشهود بود. mizan_test_en_fa I also observe that she does not fret much nor look in the glass, and has not even mentioned a very pretty ring which she wears, همچنین متوجه شدم که دیگر مثل گذشته کج‌خلق نمی‌شود و زیاد توی آینه به خودش نگاه نمی‌کند و حتی راجع به انگشتر زیبایی که به دستش دارد، زیاد صحبت نمی‌کند mizan_test_en_fa asked Jo, when Amy had thanked her father and told about her ring. موقعی که ایمی به خاطر این تعریف‌های پدرش از وی تشکر کرد و درباره‌ی انگشترش به وی توضیح داد، جو از بت که توی فکر فرو رفته بود پرسید mizan_test_en_fa neglecting everything to look at, wait upon, and listen to the new invalid, who was in a fair way to be killed by kindness. و همه چیز را فراموش کرده بودند و فقط گوش به داستان‌ها و تعریف‌های این تازه‌وارد داشتند که از فرط محبت کردن‌های آن‌ها تقریبا کلافه شده بود. mizan_test_en_fa Jo had sudden fits of sobriety, and was seen to shake her fist at Mr. ولی جو ظاهرا با هوشیاری معنی این نگاه‌ها را می‌فهیمد، mizan_test_en_fa Brooke's umbrella, which had been left in the hall. چون که گاه‌گاهی نگاهی غضب‌آلود به طرف چتر آقای بروک که توی راهرو خانه جا مانده بود می‌انداخت. mizan_test_en_fa for he fell down on one knee in the snow, beat his breast, tore his hair, and clasped his hands imploringly, چونکه روی برف‌ها زانو زده و موهایش را آشفته کرده و با حالتی التماس‌آمیز دست‌هایش را به هم فشرد، mizan_test_en_fa as if begging some boon. انگار که انتظار التفات و توجهی را از جانب مگ داشته باشد، mizan_test_en_fa If he did speak, you wouldn't know what to say, but would cry or blush, اگر او حرفی به تو بزند، تو حتما دست و پایت را گم می‌کنی و به عوض جواب فقط یا می‌زنی زیر گریه یا این‌که سرخ می‌شوی. mizan_test_en_fa I thought you were going to tell your speech to that man,' said Jo, rudely shortening her sister's little reverie. جو در حالی‌که این خوشی کوچک خواهرش را ضایع می‌کرد پاسخ داد: من فکر کردم می‌خواهی آن جوابی را که خیال داری به یارو بدهی بگویی، نه این چرندیات را. mizan_test_en_fa If he goes on like the rejected lovers in books, و اگر مثل عشاق دل شکسته‌ی توی کتاب‌ها، به پایت بیفتد، mizan_test_en_fa you'll give in, rather than hurt his feelings.' تو بیشتر از آن که دلت بیاید احساساتش را جریحه‌دار کنی، دلت به رحم آمده، تسلیم خواهی شد. mizan_test_en_fa holding the small hand fast in both his own, and looking down at Meg with so much love in the brown eyes that her heart began to flutter, آقای بروک در حالی‌که دست کوچک مگ را در دستش می‌گرفت، با چشمان قهوه‌ای‌رنگ مملو از عشق، طوری به مگ می‌نگریست که باعث شد قلب مگ به طپش افتد. mizan_test_en_fa He seemed to think it was worth the trouble, ولی به‌نظر می‌آمد که جان می‌داند باید برای شنیدن جواب مورد آرزویش از دهان مگ، اندکی زحمت بکشد و رنج آن را به خود هموار سازد. mizan_test_en_fa I'm too young,' faltered Meg, wondering was she was so fluttered, yet rather enjoying it. مگ در حالی‌که نمی‌دانست چرا آن‌قدر آشفته است و در عین حال از این حالت لذت هم می‌برد، با لکنت زبان گفت: من، من، خیلی جوان هستم! mizan_test_en_fa What would have happened next I cannot say, if Aunt March had not come hobbling in at this interesting minute. ولی اگر درست در این لحظه‌ی جالب سروکله‌ی عمه مارچ توی اتاق پیدا نشده بود، معلوم نبود که آخر این ماجرا به کجا می‌کشید و تکلیف بروک چه می‌شد. mizan_test_en_fa for she had met Laurie as she took her airing, and hearing of Mr. و ضمنا در موقع هواخوری نیز لاری را دیده و شنیده بود که برادرش به خانه بازگشته است، بنابراین سرزده آمده بود تا او را ببیند. mizan_test_en_fa March's arrival, drove straight out to see him. Now Aunt March possessed in perfection the art of rousing the spirit of opposition in the gentlest people, and enjoyed doing it. اصولا عمه‌مارچ از آن دسته افرادی بود که از هنر به وجود آوردن روحیه مخالف حتی در ملایم‌ترین افراد، به حد وفور برخوردار بوده و از این کار هم لذت می‌برد. mizan_test_en_fa If Aunt March had begged Meg to accept John Brooke, she would probably have declared she couldn't think of it, بنابراین اگر مثلا عمه مارچ برعکس به مگ اصرار کرده بود که زن بروک شود، احتمالا دختر جواب می‌داد که فعلا تصمیمی برای این کار ندارد. mizan_test_en_fa Aunt March put on her glasses , در این جا عمه مارچ عینکش را به چشمش گذاشت، mizan_test_en_fa and took a look at the girl, for she did not know her in this new mood. و نگاهی دقیق به دخترک انداخت، زیرا ظاهرا تا به حال او را در چنین حالتی ندیده بود. mizan_test_en_fa Aunt March saw that she had begun wrong, and after a little pause, made a fresh start, بنابراین در این موقع عمه مارچ که دید اصلا اشتباه کرده که این بحث را آن طور شروع کرده است، بعد از مکث کوتاهی، سعی کرد لحن خود را عوض کرده mizan_test_en_fa So you intend to marry a man without money, position, or business, and go on working harder than you do now, بنابراین تو خیال داری که با یک مرد بی‌پول، بدون موقعیت و بدون کسب و کار ازدواج کنی و خیلی بیشتر و سخت‌تر از حالا که داری کاری می‌کنی جان بکنی. mizan_test_en_fa though I'm so poor and young and silly,' said Meg, چون که مگر خود من چی هستم یک دختر فقیر، جوان و احمق. mizan_test_en_fa looking prettier than ever in her earnestness. مگ در حالی‌که به خاطر این که با حرارت صحبت می‌کرد، قشنگ‌تر از همیشه به نظر می‌آمد پاسخ داد mizan_test_en_fa cried Meg indignantly, forgetting everything but the injustice of the old lady's suspicions. مگ با شنیدن این حرف، در حالی‌که به یکباره همه چیز را جز آن بی‌انصافی که پیرزن با سوءظن بیجای خود در حق جان روا داشته بود فراموش کرده بود، فریاد زد mizan_test_en_fa Meg stopped there, remembering all of a sudden that she hadn't made up her mind, that she had told her John' to go away, and that he might be overhearing her inconsistent remarks. در این‌جا مگ با به خاطر آوردن صحبت‌های متناقضی که با جان کرده بود، و همین طور از خود راندنش، این سخنرانی با حرارت را نیمه‌کار گذاشت. mizan_test_en_fa And slamming the door in Meg's face, Aunt March drove off in high dudgeon. و بعد در حالی‌که در را به صورت مگ می‌زد، عمه مارچ با غیظ و اوقات تلخی بسیار صندلی‌اش را به حرکت درآورد و بیرون رفت. mizan_test_en_fa But poor Jo never got her laugh, for she was transfixed upon the threshold by a spectacle which held her there, ولی بیچاره جو از منظره‌ای که در جلو رویش دید، نه تنها تفریحی نکرد، بلکه نزدیک بود بزند زیر گریه! mizan_test_en_fa staring with her mouth nearly as wide open as her eyes. و در حالی که دهانش به اندازه‌ی چشمانش گرد و گشاد شده بودند، همان‌طور به توی اتاق خیره ماند. mizan_test_en_fa That was adding insult to injury, it was altogether too much, and making some wild demonstration with her hands, Jo vanished without a word. با این حرف آخری، دیگر پاک نفس جو بند آمد و آن‌قدر این قضیه خارج از تحملش بود که در حالی‌که فقط تظاهرات وحشیانه‌ای با دست‌هایش می‌کرد، در یک چشم به هم زدن ناپدید شد. mizan_test_en_fa Mr. and Mrs. March left the room with speed, and casting herself upon the be, Jo cried and scolded tempestuously as she told the awful news to Beth and Amy. در این موقع آقا و خانم مارچ با عجله اتاق را ترک کرده و جو را که روی تختش افتاده و با جیغ و گریه و هیجان آن اخبار دردناک را برای بت و ایمی تعریف می‌کرد، به حال خود گذاردند؛ mizan_test_en_fa The tea bell rang before he had finished describing the paradise which he meant to earn for Meg, and he proudly took her in to supper, بالاخره هم قبل از این‌که سخنرانی آقای بروک راجع به بهشتی که خیال داشت برای مگ بسازد به پایان برسد، زنگ عصرانه نواخته شد و او مغرورانه به همراه مگ سر میز نشستند mizan_test_en_fa with an expression which caused Jo to shake her head, and then say to herself with an air of relief as the front door banged, Here comes Laurie. و با چنان حالتی این کار را انجام داد که باعث شد جو سرش را تکان دهد و به شیندن صدای در خانه نفس راحتی بکشد و به خودش بگوید این هم لاری است. mizan_test_en_fa Amy was drawing the lovers, who sat apart in a beautiful world of their own, the light of which touched their faces with a grace the little artist could not copy. ایمی داشت تابلوی زوج عاشق را نقاشی می‌کرد و حسابی توی عالم زیبای خودش فرو رفته بود و ظاهرا آن نوری را که در صورت‌های شاد این زوج عاشق افتاده بود، طوری بود که هنرمند کوچولو از کپی کردن آن عاجز بود. mizan_test_en_fa Your airs are funny now, but you'll grow up an affected little goose, if you don't take care. which appeared to see everything, and were by turns fierce, funny, or thoughtful. شاید خودنمایی تو حالا بامزه باشد، ولی اگر اهمیت ندهی و این اخلاقت را اصلاح نکنی، وقتی بزرگ شدی مبدل به یک غاز ظاهرساز خواهی شد! که به نظر می‌آمد هیچ‌وقت هیچ چیز از این چشمان تیزبین پنهان نمی‌ماند. mizan_test_en_fa I thought it was better to do it so, because Meg's initials are M. M. چون اول اسم و فامیل مگ هم ام. ام. mizan_test_en_fa , and I don't want anyone to use these but Marmee,' است، بنابراین من خواستم این طوری بدوزم تا کسی جز مارمی نتواند از این دستمال‌ها استفاده کند. mizan_test_en_fa Another bang of the street door sent the basket under the sofa, and the girls to the table, eager for breakfast. در این موقع یک صدای دیگر از جانب در، باز هم سبد کذابی را به زیر کاناپه و دخترهای هیجان‌زده را به کنار میز صبحانه‌ی اشتهاانگیز صبح کریسمس کشاند. mizan_test_en_fa It is one of her aristocratic tastes, and quite proper, for a real lady is always known by neat boots, gloves, and handkerchief,' خوب این یکی از آن سلیقه‌های اشرافی ماماست و کاملا هم درسته، زیرا یک خانم واقعی را همیشه باید از کفش‌های تمیز، دستکش و دستمالش شناخت. mizan_test_en_fa said Meg, as she turned from the glass in Mrs. Gardiner's dressing room after a prolonged prink. stood about, with her back carefully against the wall, and felt as much out of place as a colt in a flower garden. موقعی که به خانه‌ی خانم گاردینر رسیدند، وقتی که داشتند از جلو اتاق رختکن خانم گاردینر رد می‌شدند مگ در حالی‌که دستی به سر و صورتش می‌کشید، گفت mizan_test_en_fa Half a dozen jovial lads were talking about skates in another part of the room, در همان نزدیکی‌ها ایستاد و ضمنا چون سعی داشت که پشتش کاملا به دیوار باشد، خودش را بیشتر مثل یک کره اسب وسط یک باغ گل احساس می‌کرد. mizan_test_en_fa and the tight slippers tripped about so briskly that none would have guessed the pain their wearer suffered smilingly. نیم وجین پسر بی‌خیال و خوش در گوشه‌ی دیگر اتاق ایستاده و چنان با سر و صدا و هیجان مشغول بحث و صحبت درباره‌ی پاتیناژ بودند mizan_test_en_fa when he remembered how they had chatted about cricket when he brought the cat home. و آن دمپایی‌های تنگ پاشنه‌دار، چنان روی کف اتاق به سبکی سر می‌خوردند که هیچ‌کس نمی‌توانست بفهمد صاحب بیچاره‌اش که ظاهرا لبخندی به لب داشت، چه می‌کشد! mizan_test_en_fa Both peeped and critisized and chatted till they felt like old acquaintances. ظاهرا هنوز یادش بود که یک روز که برحسب تصادف گربه‌ی آن‌ها را به خانه‌شان برده بود، جو با چه لحن پسرانه‌ای درباره‌ی کریکت با وی گپ زده بود. mizan_test_en_fa for they had no brothers, very few male cousins, and boys were almost unknown creatures to them. هر دو شروع به تماشای مدعوین و انتقاد کردن و گپ زدن نمودند تا این‌که طولی نکشید که احساس کردند انگار دو آشنای خیلی قدیمی هستند. mizan_test_en_fa and Jo was looking round for help when Laurie, who had heard what she said, چون که خواهران مارچ دارای برادر یا قوم و خویش مذکر نزدیکی نبودند و از این رو پسرها همیشه برای آن‌ها حکم موجودات ناشناخته را داشتند، mizan_test_en_fa That settled it, and telling him of Meg's mishap, جو همان طور برای پیدا کردن یک مستخدم دیگر این طرف و آن‌طرف را نگاه می‌کرد که لاری که شنیده بود جو به مستخدم چه گفته است، mizan_test_en_fa Jo gratefully accepted and rushed up to bring down the rest of the party. خلاصه بعد از اصرار لاری و تعریف بدبیاری مگ برای وی، جو با حق‌شناسی دعوت لاری را قبول کرد و بعد برای خبر کردن بقیه ناپدید شد. mizan_test_en_fa but I suppose when I've learned to carry her without complaining, she will tumble off, or get so light that I shan't mind her.' ولی فرض کنیم وقتی من یاد گرفته‌ام که بدون شکایت و غرولند وی را بلند کنم و این طرف و آن طرف ببرم، چنان به‌نظرم سبک خواهد آمد که انگار نه انگار. mizan_test_en_fa March, crossing out the third spoiled sentence in her letter. And Jo tramped away, feeling that the pilgrims were not setting out as they ought to do. آخر سر خانم مارچ که برای سومین بار یک جمله را در نامه‌ای که می‌نوشت خراب کرده بود، دیگر خونسردی‌اش را از دست داده فریاد زد mizan_test_en_fa and each trying to be cheerful in spite of wintry weather, hard work, and the unsatisfied desires of pleasure loving youth. جو احساس می‌کرد مسافران آن‌طور که باید و شاید وظایفشان را به جا نمی‌آورند، در حالی‌که پایش را روی زمین می‌کشید و از در خانه بیرون می‌رفت mizan_test_en_fa Other friends told the Marches that they had lost all chance of being remembered in the rich old lady's will, سعی کردند با وجود هوای زمستانی و کار سختی که در پیش داشتند و عدم دسترسی به لذت‌های جوانی، باز هم خوشحال باشند، به راه خود رفتند. mizan_test_en_fa There was an occasional tempest, and once Jo marched home, declaring she couldn't bear it longer, دوستان به آقا و خانم مارچ توصیه کرده بودند که اگر این کار را بکنند حتما در وصیتنامه‌ی این پیرزن ثروتمند سهم قابل توجهی به دخترک اختصاص می‌یابد. mizan_test_en_fa and meanwhile, found her greatest affliction in the fact that she couldn't read, run, and ride as much as she liked. تا این‌که یک‌بار که این تندخویی پیرزن به اوج خود رسیده بود، جو یکراست به خانه بازگشت و اظهار داشت که دیگر طاقت تحمل این پیرزن تندخو را ندارد. mizan_test_en_fa and the thought that she was doing something to support herself made her happy in spite of the perpetual Josy phine!' و در این ضمن بزرگ‌ترین مصیبت و پریشانی خود را در این حقیقت یافته بود که نمی‌تواند به اندازه‌ای که دوست دارد چیز بخواند، بدود، سواری کند و غیره. mizan_test_en_fa Not one whole or handsome one among them, all were outcasts till Beth took them in, چون فکر می‌کرد حتی با وجود شنیدن‌های مکرر و مکرر جوسی‌فین باز هم دارد یک کاری انجام می‌دهد، یعنی هم خودش را راضی می‌کند و هم او را خوشحال می‌سازد. mizan_test_en_fa and as both arms and legs were gone, she hid these deficiencies by folding it in a blanket در میان این عروسک‌ها حتی محض نمونه یک کدامشان هم خوشگل نبودند و همگی تا قبل از آن‌که بت آن‌ها را زیر چتر حمایت خود گرفته باشد، بی‌کس و دور انداخته شده بودند، mizan_test_en_fa If anyone had known the care lavished on that dolly, I think it would have touched their hearts, even while they laughed. و ضمنا برای این‌که معلوم نشود که دست و پا هم ندارد، این کمبود را هم با پیچیدن یک پتو به دور بدنش جبران نموده بود mizan_test_en_fa She was a great favorite with her mates, being good tempered and possessing the happy art of pleasing without effort. من مطمئن هستم که اگر کسی مهر و محبت او را به این عروسک می‌دید، در عین خنده‌ی ظاهری ته دلش سخت تحت تأثیر قرار می‌گرفت. mizan_test_en_fa and Amy suffered deeply at having to wear a red instead of a blue bonnet, unbecoming gowns, and fussy aprons that did not fit. او برای همشاگردی‌هایش، یک دوست محبوب بود و چون دختر خیلی mizan_test_en_fa When I think of this deggerredation, I fell that I can bear even my flat nose and purple gown with yellow skyrockets on it.' خوش‌اخلاقی بود و از هنر خوشحال‌کننده‌ی راضی شدن به هر چیز برخوردار بود، به این جهت دختر خیلی محبوبی بود. mizan_test_en_fa for Aunt soon drops off, and then I take out some nice book, and read like fury till she wakes up. ایمی عمیقا از این‌که مجبور بود که مثلا به جای یک کلاه آبی، کلاه قرمز سرش بگذارد، یا این‌که لباس‌های بی‌سلیقه و املی بپوشد و پیشبندهای عجیب و غریبی که به او نمی‌آید ببندد، سخت دلخور بود. mizan_test_en_fa so the minute her cap began to bob like a top heavy dahlia, I whipped the VICAR OF WAKEFIELD out of my pocket, و من وقتی این خفت و شرمساری وی را می‌بینم، احساس می‌کنم که باز هم صد رحمت به دماغ پهن و آن روپوش بنفش خالخالی خودم. mizan_test_en_fa and read away, with one eye on him and one on Aunt. که بالاخره عمه رفت تو چرت و من یک کتاب عالی را درآوردم و شروع کردم به خواندن و تا او دوباره بیدار بشه تند و تند خواندم. mizan_test_en_fa told me to read a bit and show what frivolous work I preferred to the worthy and instructive Belsham. بنابراین به محض این‌که کلاهش مثل یک گل کوکب سنگین شروع کرد به این طرف و آن طرف رفتن و فهمیدم که تو چرت است، دوباره آهسته کتاب جانشین ویکفیلد را درآوردم mizan_test_en_fa And Amy went on with her work, in the proud consciousness of virtue and the successful utterance of two long words in a breath. و این دفعه در حالی که از ترسم یک چششم به کتاب بود و یک چشمم به عمه، شروع کردم بقیه‌ی داستان را یک چشمی خواند. mizan_test_en_fa A poor woman came in with a pail a mop, and asked Mr. Cutter if he would let her do some scrubbing for a bit of fish, از من خواست که یک خرده از داستان را برایش بخوانم و نشان بدهم این کتاب‌های هجوی که ترجیح می‌دهم به جای مقالات باارزش و عبرت‌آمیز بلشم بخوانم از چه قبیل می‌باشند. mizan_test_en_fa she said soberly, As I sat cutting out blue flannel jackets today at the rooms, I felt very anxious about Father, بعد ایمی که از داشتن این همه عزت نفس و محاسن، به نظر خودش، و همچنین موفقیت نطقی که کرده بود به خود می‌بالید، دوباره سرکارش بازگشت. در این موقع زن فقیری که یک زمین‌شور دستش بود آمد توی مغازه و از آقای گوتر خواهش کرد که اجازه بدهد در ازای یک تکه‌ی کوچک ماهی مغازه‌اش را تمیز کند. mizan_test_en_fa and his last son was waiting, miles away, to say good by to him, perhaps! با لحن موقری شروع کرد و گفت: امروز همان طور که کت‌های آبی‌رنگ فلانل را می‌دوختم، ناگهان یاد پدر افتاده و سخت برای او نگران شدم ولی او فقط حالا دیگر یک پسر مریض داشت که فرسنگ‌ها از او دور و منتظر دیدار پدرش بود، تا شاید برای همیشه به او بگوید خداحافظ! mizan_test_en_fa she was a great deal happier, with her youth, health, and good spirits, than a certain fretful, feeble old lady who couldn't enjoy her comforts, ولی باز هم باید دختری خوشحال باشد، چون که در مقایسه با یک پیرزن علیل و بیمار که از زندگی لذتی نمی‌برد، او جوان و سالم است و روحیه‌ی خوبی دارد. mizan_test_en_fa as her sister came tramping through the hall, in rubber boots, old sack, and hood, with a broom in one hand and a shovel in the other. وقتی چشمش به خواهرش افتاد، در حالی‌که پوتین به پا با یک خورجین کهنه و یک کلاه و جارو و خاک‌انداز به دست داشت با سر و صدا وارد سرسرا می‌شد mizan_test_en_fa The idea amused Jo. این فکر، جو را که mizan_test_en_fa who liked to do daring things and was always scandalizing Meg by her queer performances. دائما عاشق کارهای تهورآمیز بود، و همیشه هم مگ را با اجرای آن‌ها، یعنی اجرای کارهای عجیب و غریب عصبانی می‌کرد، سخت به خود مشغول داشته بود. mizan_test_en_fa And so he was, for, as she laughed and talked, بعد جو همان طور که حرف می‌زد و خنده و شوخی می‌کرد، mizan_test_en_fa Jo had whisked things into place and given quite a different air to the room. اثاث توی اتاق را مرتب و جابه‌جا کرده و حال هوای تازه‌ای به آن‌جا داد. mizan_test_en_fa Then they got to talking about books, and to Jo's delight, she found that Laurie loved them as well as she did, بعد صحبت به کتاب کشانده شد و جو با خوشحالی دریافت که اتفاقا لاری نیز به اندازه‌ی وی از کتاب لذت می‌برد، mizan_test_en_fa and had read even more than herself. و حتی بیشتر از او تا به‌حال کتاب خوانده است. mizan_test_en_fa It was lined with books, and there were pictures and statues, دور تا دور کتابخانه تا سقف، ردیف به ردیف کتاب چیده شده بود، mizan_test_en_fa and distracting little cabinets full of coins and curiosities, و به‌علاوه این‌جا در حقیقت موزه‌ی کوچکی بود از انواع تابلو، مجسمه، سکه و اشیای جالب که در قفسه‌های کوچکی قرار داشتند mizan_test_en_fa and Sleepy Hollow chairs, and queer tables, and bronzes, و همچنین صندلی‌های راحتی و میزهای عجیب و اشیای برنز، mizan_test_en_fa and best of all, a great open fireplace with quaint tiles all round it. و بالاتر از همه یک جابخاری با آجرهای جالبی که دور تا دور آن کار گذاشته شده بود. mizan_test_en_fa as Laurie came running downstairs and brought up with a start of surprise at the astounding sight of Jo , موقعی که به دیدن لاری که داشت چهار تا پله یکی از پلکان سرازیر می‌شد و از مشاهده‌ی جو mizan_test_en_fa arm in arm with his redoubtable grandfather. بازو در بازوی پدربزرگ جدی و خشنش بی‌اختیار از حیرت آهی از دهانش درمی‌آمد mizan_test_en_fa while Laurie went through a series of comic evolutions behind their backs, در حالی‌که لاری یک سری اداهای خنده‌دار پشت سر پیرمرد در می‌آورد، mizan_test_en_fa There was color, light, and life in the boy's face now, در صورت پسرک اکنون نور و شفافیت زندگی دیده می‌شد، mizan_test_en_fa vivacity in his manner, and genuine merriment in his laugh. و آن رفتار سرزنده و با نشاط و همچنین آن خنده‌های از ته دلش، همگی نشان‌دهنده‌ی این تغییر و تحول بود. mizan_test_en_fa He liked Jo, for her odd, blunt ways suited him, او جو را دوست داشت چون که آن رفتار عجیب و بی‌تعارفش به مذاق پیرمرد خوش آمده بود، mizan_test_en_fa Her respect and regard for the Laurence' boy increased very much, for he played remarkably well and didn't put on any airs. و به این ترتیب احترام و ارادتش به لارنس پسر بیش از پیش اضافه گردید، چون که واقعا عالی نواخته بود در حالی‌که هیچ افاده‌ای هم به خرج نداده بود. mizan_test_en_fa but she did not say so, only praised him till he was quite abashed, اما چیزی نگفته و فقط آن‌قدر لاری را تحسین کرد که پسرک غرق خجالت شد، mizan_test_en_fa and his grandfather came to his rescue. و آخر سر پدربزرگش مجبور شد که به نجات او بیاید. mizan_test_en_fa When all the afternoon's adventures had been told, وقتی که تمام ماوقع آن روز عصر نقل گردید، mizan_test_en_fa the family felt inclined to go visiting in a body, هرکدام احساس کردند که سخت میل دارند بروند و از نزدیک این چیزهایی را که جو گفته بود ببینند. mizan_test_en_fa I am not sure, but I think it was because his son, من مطمئن نیستم که چرا، ولی فکر می‌کنم این موضوع به خاطر پسرش، mizan_test_en_fa and could not do enough to show how grateful he was for Mrs. March's motherly welcome, و نمی‌تواند به قدر کافی قدردانی خود را از استقبال مادرانه‌ی خانم مارچ، mizan_test_en_fa their cheerful society, and the comfort he took in that humble home of theirs. اجتماع شاد آن‌ها و راحتی که در خانه‌ی متواضعانه‌ی آن‌ها پیدا کرده بیان دارد. mizan_test_en_fa With the delightful enthusiasm of youth, دخترها با آن حرارت شادی‌آفرین جوانی‌شان، mizan_test_en_fa they took the solitary boy into their midst and made much of him, چنان این پسرک منزوی را به داخل جمع خود کشیده بودند و هرکدام به نوعی در سرگرم ساختن او می‌کوشیدند mizan_test_en_fa He can't get into mischief in that little nunnery over there, او هرگز قبلا توی این دیری که زندگی می‌کرده، دست به شیطنت و این‌جور کارهای مخصوص سن خودش نزده، mizan_test_en_fa and Mrs. March is doing more for him than we can.' و مطمئن باش که خانم مارچ خیلی بهتر از من و شما دارد به او می‌رسد. mizan_test_en_fa But Beth, though yearning for the grand piano, اما در این میان فقط بت بود که در حالی‌که آرزوی پیانوی بزرگ را در دل می‌پروراند، mizan_test_en_fa could not pluck up courage to go to the Mansion of Bliss', as Meg called it. ولی جرأت رفتن به این به قول مگ خانه‌ی برکت را نداشت. mizan_test_en_fa but the old gentleman, not being aware of her infirmity, اما جنتلمن پیر بی‌خبر از ضعف و حساسیت بت، mizan_test_en_fa stared at her so hard from under his heavy eyebrows, and said Hey! از زیر آن ابروان انبوهش، چنان به دخترک خیره‌خیره نگریسته و با خشونت گفته بود: هی! mizan_test_en_fa ' so loud, she never told her mother, and she ran away, به‌طوری که پس از این دیدار، دخترک دوان‌دوان به خانه بازگشته، mizan_test_en_fa declaring she would never go there any more, not even for the dear piano. و اعلام کرده بود که هرگز دیگر به آن‌جا پا نخواهد گذاشت، حتی اگر به خاطر آن پیانوی عزیز باشد! mizan_test_en_fa The boy neglects his music now, and I'm glad of it, این پسر دروس موسیقی‌اش را حالا پاک به دست فراموشی سپرده، من اتفاقا از این موضوع خوشحال هستم، mizan_test_en_fa for he was getting too fond of it. چون او واقعا عاشق این درس مزخرف بود. mizan_test_en_fa and straightway forgot her fear, herself, در این موقع ترسش، خودش و همه چیز دور و ورش را فراموش کرده، mizan_test_en_fa and everything else but the unspeakable delight which the music gave her, و شروع به نواختن کرد و یک حالت خوشحالی و شعف ناگفتنی صورتش را پوشاند. mizan_test_en_fa So she enjoyed herself heartily, and found, what isn't always the case, بنابراین دخترک بی‌خبر از ماجراهای پشت پرده، از صمیم قلب از این تمرین‌های روزانه‌اش لذت می‌برد، mizan_test_en_fa that her granted wish was all she had hoped. و فکر می‌کرد که بالاخره به این آرزوی دیرینه‌اش رسیده است. mizan_test_en_fa He is so kind to me, او خیلی نسبت به من مهربان بوده، mizan_test_en_fa I must thank him, and I don't know any other way. و من می‌خواهم با این کار از او تشکر کرده باشم و راه دیگری هم برای تشکر بلد نیستم. mizan_test_en_fa After many serious discussions with Meg and Jo, بنابراین بعد از مباحثات جدی زیاد با مگ و جو، mizan_test_en_fa the pattern was chosen, the materials bought, and the slippers begun. بالاخره الگوی این دمپایی انتخاب گردید، لوازم آن خریده شد و درست کردن دمپایی شروع گردید. mizan_test_en_fa On the afternoon of the second day, she went out to do an errand, بالاخره عصر روز دوم، از خانه بیرون رفت، mizan_test_en_fa and give poor Joanna, the invalid doll, her daily exercise. تا ضمن این‌که بیچاره جوانا عروسک افلیجش را به گردش روزانه می‌برد، سر و گوشی هم آب داده باشد. mizan_test_en_fa for there stood a little cabinet piano, with a letter lying on the glossy lid, directed like a sign board to, چون در آن‌جا یک پیانوی ظریف در حالی‌که نامه‌ای روی سطح شفاف و براق آن قرار داشت خودنمایی می‌کرد روی پاکت این عبارت به چشم می‌خورد: mizan_test_en_fa gasped Beth, holding onto Jo and feeling as if she should tumble down, بت فقط زیر لب گفت در حالی‌که نفسش بند آمده بود و به جو تکیه می‌داد، mizan_test_en_fa it was such an overwhelming thing altogether. احساس می‌کرد که زانوانش تاب تحمل سنگینی بدنش را ندارد، mizan_test_en_fa Laurie told me how fond Mr. Laurence used to be of the child who died, چون لاری به من گفته بود که چقدر آقای لارنس آن بچه را که مرده دوست می‌داشته است، mizan_test_en_fa and how he kept all her little things carefully. و چطور با دقت تمام اشیای متعلق به او را نگاه داشته است، mizan_test_en_fa which honor to her foe rankled in the soul of Miss Snow, و این موضوع سخت بدخواه شماره‌ی یک ایمی، یعنی جنی برفی را دمغ کرده بود، mizan_test_en_fa This much enduring man had succeeded in banishing chewing gum after a long and stormy war, وی مردی بردبار و ضمنا همان معلمی بود که بعد از یک مبارزه‌ی طوفانی و طولانی بالاخره موفق شده بود، عادت آدامس خوردن را در این مدرسه برانداز mizan_test_en_fa especially to nervous gentlemen with tyrannical tempers, یا لااقل به نظر این جنتلمن عصبی این‌طور بود. mizan_test_en_fa and no more talent for teaching than Dr. Blimber. وی آدمی بود که با اخلاق فوق‌العاده مستبد و استعدادی برای درس دادن به اندازه‌ی استعداد دکتر بیلمبر. mizan_test_en_fa Mr. Davis knew any quantity of Greek, Latin, algebra, پس از آن‌جایی که آقای دیویس معلومات وسیعی در زبان یونانی، لاتین، جبر، mizan_test_en_fa and ologies of all sorts so he was called a fine teacher, و تمام دروس و علوم داشت، از این رو به عنوان یک معلم خوب شهرت پیدا کرده mizan_test_en_fa At the stern order the buzz ceased, and fifty pairs of blue, black, gray, با این اخطار سخت و شدید، همهمه‌ی کلاس فرو نشسته و پنجاه جفت چشم آبی، سیاه، خاکستری، mizan_test_en_fa and brown eyes were obediently fixed upon his awful countenance. و قهوه‌ای با اطاعت به صورت وحشتناک آقای دیویس دوخته شد. mizan_test_en_fa Amy started, and put both hands behind her, ایمی دست‌هایش را پشتش قایم کرد، mizan_test_en_fa turning on him an imploring look which pleaded for her better than the words she could not utter. و با چنان نگاه التماس‌آمیزی به آقای دیویس خیره شد که با کلمات بهتر از آن نمی‌توانست، این‌طوری به وی التماس کرده باشد. mizan_test_en_fa and for a second she felt as if she could only drop down where she stood, و برای یک لحظه ایمی احساس کرد که کاش می‌توانست همان‌جا ایستاده، روی زمین بیفتد، mizan_test_en_fa and stood there, so motionless , ایمی چنان با سکوت و بی‌حرکت و رنگ‌پریده آن‌جا ایستاده بود، mizan_test_en_fa and white that the girls found it hard to study with that pathetic figure before them. که دخترها همه‌شان احساس کردند به خاطر آن موجود ترحم‌انگیز که در مقابلشان ایستاده خیلی ناراحت هستند و دیگر نمی‌توانستند درس را ادامه بدهند. mizan_test_en_fa and Hannah shook her fist at the villain' , بالاخره هانا هم مشت‌هایش را حواله‌ی آن آدم پست کرد، mizan_test_en_fa and pounded potatoes for dinner as if she had him under her pestle. و چنان سیب‌زمینی‌های شام را با حرص له کرد که انگار آن آدم پست را توی هاونش انداخته است! mizan_test_en_fa carefully scraping the mud from her boots on the door mat, ولی قبل از بیورن آمدن حالت تنفر خود را با کشیدن چکمه‌هایش روی حصیر جلو در کلاس، mizan_test_en_fa Yes, you can have a vacation from school, بله تو می‌توانی چند روزی تعطیلی داشته باشی و مدتی مدرسه نروی، mizan_test_en_fa but I want you to study a little every day with Beth,' said Mrs. March that evening. خانم مارچ آن روز عصر به ایمی گفت: ولی من میل دارم که تو هر روز کمی به کمک بت مطالعه کنی. mizan_test_en_fa even if it is, the consciousness of possessing and using it well should satisfy one, چون حتی اگر پوشیده بماند، همان آگاهی از آن استعداد و استفاده به موقع از آن به شخص خیلی احساس رضایت می‌دهد، mizan_test_en_fa and the great charm of all power is modesty.' و بزرگ‌ترین جذابیت یک هنر، در تواضع صاحب آن نهفته است. mizan_test_en_fa Any more than it's proper to wear all your bonnets and gowns and ribbons at once, that folks may know you've got them,' مثل این‌که آدم بخواهد تمام گل سینه‌ها و روبان‌ها و لباس‌هایش را با هم بپوشد تا مردم بفهمند که بله او این همه چیز دارد. mizan_test_en_fa and to be bidden to run away, dear' is still more trying to us. مثلا به او می‌گویند: بدو برو پی کارت عزیزم! و از این قبیل، جری‌تر شده و بیشتر در صدد کشف ماجرا برمی‌آید، mizan_test_en_fa Amy bridled up at this insult, and determined to find out the secret, بنابراین ایمی هم که از این توهین و بی‌احترامی که به او شده بود حرصش گرفته بود، تصمیم گرفت هر طوری شده به این راز دست یابد. mizan_test_en_fa Just listen to me a minute, and be a good child,' said Meg soothingly. مگ به شنیدن تصمیم ایمی با حالتی که سعی می‌کرد او را آرام کند گفت: فقط یک دقیقه به من گوش کن ایمی و بچه‌ی خوبی باش. mizan_test_en_fa But in spite of the comical red imps, sparkling elves, ولی با وجود آن بچه شیطان‌های خنده‌دار سرخ‌پوش، پریان ستاره‌دار، mizan_test_en_fa and the gorgeous princes and princesses, Jo's pleasure had a drop of bitterness in it. و شاهزادگان و شاهزاده خانم‌های مجلل و با شکوه، خوشی جو یک تلخی به همراه داشت. mizan_test_en_fa On going up to put away her best hat, جو همان‌طور که داشت می‌رفت بالا تا بهترین کلاهش را که سر گذاشته بود در بیاورد، mizan_test_en_fa Jo's first look was toward the bureau, به اولین چیزی که نگاه کرد، میز پنج کشوی‌اش بود. mizan_test_en_fa for Jo's hot temper mastered her, چون که جو در حالی‌که آن اخلاق آتشین و تند به سراغش آمده بود، mizan_test_en_fa and she shook Amy till her teeth chattered in her head, چنان وی را تکان داد که دندان‌هایش تلق تلق صدا کرد، mizan_test_en_fa crying in a passion of grief and anger... و با لحن پر از غصه و عصبانیت گفت: mizan_test_en_fa she rushed out of the room up to the old sofa in the garret, به سراغ اتاق زیرشیروانی و آن کاناپه‌ی کهنه‌ای که همیشه دوست داشت روی آن نشسته با خود خلوت کند دوید، mizan_test_en_fa and finished her fight alone. تا بقیه‌ی جنگ را در سکوت و تنهایی پایان بخشد. mizan_test_en_fa but to Jo it was a dreadful calamity, ولی در عالم جو، این یک فاجعه‌ی دردناک و فراموش نشدنی به حساب می‌آمد mizan_test_en_fa and the wisest course was to wait till some little accident, و عاقلانه‌ترین راه این بود که صبر کنند تا شاید واقعه‌ی کوچکی، mizan_test_en_fa or her own generous nature, softened Jo's resentment and healed the breach. به کمک طبیعت بخشنده‌ی خود جو، خشم وی را آرام سازد و قهر و غضب او را از بین ببرد. mizan_test_en_fa Jo wanted to lay her head down on that motherly bosom, در این موقع جو دلش می‌خواست بی‌اختیار سرش را روی آن شانه‌های مادرانه گذاشته، mizan_test_en_fa and cry her grief and anger all away, و آن‌قدر گریه کند تا که غصه و خشمش شسته شده و از بین بروند، mizan_test_en_fa Amy heard him say, as he shot away, ایمی صدای جو را در حالی‌که با آن کت و کلاه پوستی‌اش، mizan_test_en_fa looking like a young Russian in his fur trimmed coat and cap. همچون یک قزاق جوان روس به نظر می‌آمد شنید که خطاب به لاری فریاد می‌زد: mizan_test_en_fa Jo heard Amy panting after her run, جو وقتی خم شد تا بند کفش‌هایش را محکم کند، mizan_test_en_fa stamping her feet and blowing on her fingers as she tried to put her skates on, صدای نفس نفس زدن‌های ایمی را که دنبال او می‌دوید و همین‌طور صدای پا به زمین زدن و ها کردن‌های او را می‌شنید، mizan_test_en_fa but Jo never turned and went slowly zigzagging down the river, ولی جو هرگز سرش را برنگرداند و همان‌طور به مارپیچ رفتن خود رو به پایین و به طرف رودخانه ادامه داد، mizan_test_en_fa She had cherished her anger till it grew strong and took possession of her, و به تدریج آن‌قدر احساس خشم خود را پرورش داد تا این احساس خیلی نیرومند، mizan_test_en_fa as evil thoughts and feelings always do unless cast out at once. و به کلی به تمامی وجودش مسلط گردید، درست مثل افکار یک شیطان. mizan_test_en_fa Laurie had vanished round the bend, Jo was just at the turn, لاری در پیچ از نظر ناپدید شد و جو هم داشت به پیچ می‌رسید، mizan_test_en_fa and after an exciting time of it, و بعد از مدتی مملو از هیجان و ناراحتی، mizan_test_en_fa she fell asleep, rolled in blankets before a hot fire. بالاخره دخترک در حالی‌که توی یک پتو پیچیده شده بود و جلو آتش گرمی قرار داده شده بود، به خواب عمیقی فرو رفت. mizan_test_en_fa but flown about, looking pale and wild, with her things half off, her dress torn, and her hands cut and bruised by ice and rails and refractory buckles. ولی در حالی‌که لباس‌هایش پاره شده بودند، mizan_test_en_fa And Jo dropped down beside the bed in a passion of penitent tears, جو ضمن این اعتراف، کنار تخت ایمی روی زمین نشسته و همراه با رنج و اشک‌های یک توبه‌کار، mizan_test_en_fa telling all that had happened, تمام واقعه‌ای را که اتفاق افتاده بود برای مادرش تعریف کرد mizan_test_en_fa bitterly condemning her hardness of heart, و به تلخی از سنگدلی خود ابراز پشیمانی نمود، mizan_test_en_fa I'm afraid I shall do something dreadful some day, من می‌ترسم که شاید روزی یک کار خیلی دردناکی انجام دهم، mizan_test_en_fa A startled or surprised look from one of you , یک نگاه تعجب‌آمیز با خیره از جانب شماها، mizan_test_en_fa when I spoke sharply rebuked me more than any words could have done, وقتی که کلمه‌ای تند و نامناسب از دهان من خارج می‌شد، بیشتر از هر حرفی و پاسخی می‌توانست مرا تنبیه کند، mizan_test_en_fa and look at you with a very kind but sober face, و با قیافه‌ای خیلی موقر و مهربان به تو نگاه کند، mizan_test_en_fa and you always folded your lips tight and went away. تو هم در این جور مواقع لب‌هایت را به یکدیگر فشار می‌دادی و بیرون می‌رفتی. mizan_test_en_fa Mu Jo, you may say anything to your mother, نه عزیز من، تو سؤال بی‌جایی نکردی، mizan_test_en_fa for it is my greatest happiness and pride to feel that my girls confide in me, چون این بزرگ‌ترین خوشحالی و افتخار منست که احساس کنم دخترهایم مرا محرم اسرار خودشان بدانند، mizan_test_en_fa and know how much I love them.' و به من اطمینان کنند و بدانند که چقدر آن‌ها را دوست دارم. mizan_test_en_fa how much I owe him, و چقدر به او مدیون هستم، mizan_test_en_fa and how faithfully I should watch and work to keep his little daughters safe and good for him.' و چطور با وفاداری باید مراقب باشم و کار کنم تا دخترهای کوچکش صحیح و سالم و خوب برایش حفظ نمایم. mizan_test_en_fa Yet you told him to go, Mother, and didn't cry when he went, با وجود این تو خودت به او گفتی برود مادر، و موقعی هم که رفت برایش گریه نکردی، mizan_test_en_fa and never complain now, or seem as if you needed any help,' و حالا هم اصلا شکایت نمی‌کنی و ظاهرا هم نشان نمی‌دهی که احتیاج به کمک او داری؟ mizan_test_en_fa but you can overcome and outlive them all if you learn to feel the strength, ولی اگر تو یاد بگیری که بتوانی توانایی و رقت و مهربانی خداوند را احساس کنی، mizan_test_en_fa and tenderness of your Heavenly Father as you do that of your earthly one. آن‌وقت است که می‌توانی بر آن‌ها غلبه کرده و آن‌ها را فرو نشانی. mizan_test_en_fa added Beth, tidily sorting neck and hair ribbons in her best box, بت هم از آن طرف اضافه کرد، که داشت بهترین روبان‌های سر و گردنش را منظم و مرتب توی یک جعبه‌ی آبرومند می‌گذاشت، mizan_test_en_fa lent for the great occasion. تا به مناسبت این موقعیت استثنائی آن‌ها را قرض بدهد mizan_test_en_fa I feel so rich and sort of elegant, with two new pairs, من خودم را خیلی ثروتمند احساس می‌کنم و فکر می‌کنم خیلی هم شیک هستم، با آن یک جفت دستکش تازه، mizan_test_en_fa and the old ones cleaned up for common.' و آن یک جفت قدیمی که برای موقع معمولی تمیزشان کرده‌ام. mizan_test_en_fa Meg, cheering up, as she glanced from the half filled trunk to the many times pressed and mended white tarlatan, بعد مگ با شادمانی از بالای صندوق نیمه پر با حالتی مغرورانه نگاهی به لباس بلند سفیدرنگش که بارها و بارها اتو و رفو شده بود، mizan_test_en_fa and her heart felt very heavy as she stood by herself, while the others laughed, بنابراین موقعی که سایرین مشغول خنده و شوخی و گپ زدن بودند و مثل پروانه‌ای لطیف و بی‌خیال، به این طرف و آن طرف می‌پریدند، mizan_test_en_fa chattered, and flew about like gauzy butterflies. مگ بیچاره در قلبش احساس سنگینی زیادی می‌کرد. mizan_test_en_fa Before she could speak, Annie had the cover off, ولی قبل از این که بتواند توضیحی بدهد، آنی با عجله و تعجب جعبه را باز کرد، mizan_test_en_fa and all were exclaiming at the lovely roses, heath, and fern within. و همه از دیدن آن رزهای زیبا و خیره کننده و سرخس‌های لابه‌لایش آهی بلند کشیدند. mizan_test_en_fa The note is from Mother, and the flowers from Laurie,' : این یادداشت از طرف مادرم است، ولی گل‌ها از طرف لاری می‌باشد. mizan_test_en_fa said Meg simply, yet much gratified that he had not forgotten her. مگ همان طور که داشت یادداشت را باز می‌کرد، با سادگی و در عین‌حال با خشنودی تمام از این که مادرش او را فراموش نکرده است، mizan_test_en_fa offering them so prettily that Clara, the elder sister, و طوری آن‌ها را به دوستانش هدیه کرد که کلارا خواهر بزرگ‌تر، mizan_test_en_fa told her she was the sweetest little thing she ever saw', به مگ گفت که او شیرین‌ترین کوچولویی است که تا به حال دیده است. mizan_test_en_fa she saw a happy, bright eyed face in the mirror, as she laid her ferns against her rippling hair, و مگ خواست که گل‌های خودش را لابه‌لای موهای پرچین و شکنش قرار دهد، توی آینه یک صورت خوشحال و رشن را دید که دیگر اثری از اندوه در آن نبود mizan_test_en_fa She was sitting just inside the conservatory, waiting for her partner to bring her an ice, جریان از این قرار بود که مگ توی آلاچیق نشسته بود تا یکی از دخترها یک بستنی برایش بیاورد، mizan_test_en_fa when she heard a voice ask on the other side of the flowery wall... که از آن طرف دیوار آلاچیق صدایی شنید که می‌پرسید: mizan_test_en_fa where she could think and wonder and fume till her head ached, چون در آن‌جا دیگر کسی نمی‌توانست آن خشم و رنجشی را که سر مگ را به درد می‌آورد، mizan_test_en_fa and her hot cheeks were cooled by a few natural tears. و همچنین قطرات اشکی را که گونه‌های برافروخته‌اش را خنک می‌نمود ببیند. mizan_test_en_fa All this surprised and flattered her, though she did not understand it , خلاصه تمام این حالات، مگ را متعجب کرده بود و معنی این چاپلوسی و تملق گفتن‌ها را نمی‌فهمید، mizan_test_en_fa till Miss Belle looked up from her writing, and said, with a sentimental air... تا این‌که دوشیزه بل سرش را از روی چیزی که داشت می‌نوشت بلند کرد و با حالتی احساساتی گفت: mizan_test_en_fa and then we'll burst upon them like Cinderella and her godmother going to the ball, و بعدش ما دو تایی مثل سیندرلا و مادر فرشته‌اش که او را آراست و به مهمانی شاهزاده فرستاد، یکباره ظاهر خواهیم شد. mizan_test_en_fa ' said Belle in her persuasive tone. بل با همان لحن متقاعدکننده گفت، mizan_test_en_fa On the Thursday evening, Belle shut herself up with her maid, عصر روز پنجشنبه بل خود و کلفتش را در اتاق حبس کرده، mizan_test_en_fa and between them they turned Meg into a fine lady. و به کمک وی مگ را تبدیل به یک بانوی جوان خیلی زیبا کردند. mizan_test_en_fa A cluster of tea rose buds at the bosom, آخر از همه یک دسته غنچه‌ی رز، mizan_test_en_fa and a ruche, reconciled Meg to the display of her pretty, white shoulders, با یک تور چین‌چینی به سینه‌ی مگ زده شد، که شانه‌های سشفید و زیبایش را به معرض نمایش گذارد، mizan_test_en_fa Mademoiselle is chatmante, tres jolie, is she not? اوه، مادموازل واقعا شارمانت و تقه ژولی شده‌اند، آیا این طور نیست؟ mizan_test_en_fa ' cried Hortense, clasping her hands in an affected rapture. در این موقع هورتنز در حالی‌که چیزی نمانده بود از خود بی‌خود شود، با شیفتگی و وجد هرچه تمام دست‌هایش را به همدیگر کوفت و فریاد زد، mizan_test_en_fa and for several minutes she stood, like a jackdaw in the fable, و او هم برای چند لحظه مثل زاغچه‌ای در یک افسانه‌ای دروغی، mizan_test_en_fa enjoying her borrowed plumes, while the rest chattered like a party of magpies. در حالی که از رنگ و روغن عاریه‌ای خود لذت می‌برد و دیگران مثل یک دسته کلاغی زاغی وراج دورش را گرفته بودند وسط آن‌ها ایستاده بود. mizan_test_en_fa While I dress, do you drill her, Nan, in the management of her skirt , نان تا من لباسم را بپوشم تو می‌توانی او را راه ببری و ترتیب پشت دامنش را بدهی، mizan_test_en_fa and those French heels, or she will trip herself up. و الا با آن پاشنه‌های فرانسوی حتما کله‌معلق خواهد شد. mizan_test_en_fa and several old ladies, who sat on the sofas, and criticized the rest of the party, بالاخره چندتا از خانم‌های مسن که روی کاناپه لم داده و مشغول غیبت کردن بودند، mizan_test_en_fa inquired who she was with an air of interest. با حالتی کنجکاو و علاقه‌مند از یکدیگر می‌پرسیدند که این دختر جوان کیست mizan_test_en_fa for though he bowed and smiled, چون که با وجود آن تعظیم و آن لبخند، mizan_test_en_fa yet something in his honest eyes made her blush and wish she had her old dress on. چیزی در چشمان نجیب لاری بود که باعث گردید دختر احساس کند که تا بناگوشش سرخ شده است و آرزو کرد که کاش همان لباس کهنه‌ی خودش را پوشیده بود. mizan_test_en_fa To complete her confusion, she saw Belle nudge Annie, and both glance from her to Laurie, به علاوه چیزی که بیش از پیش به اضطراب و دستپاچگی اش افزود، این بود که دید بل با سقلمه و چشمکی که به آنی می‌زد، mizan_test_en_fa who, she was happy to see, looked unusually boyish and shy. در واقع به او می‌گفت که ببین چقدر مگ از دیدن این پسرک که خیلی هم بچه و خجالتی به نظر می‌اید، ذوق‌زده شده است؟ mizan_test_en_fa What shall you tell her? تو به او چه خواهی گفت؟ mizan_test_en_fa ' asked Meg, full of curiosity to know his opinion of her, yet feeling ill at ease with him for the first time. مگ مالامال از کنجکاوی، برای دانستن عقیده‌ی لاری درباره‌ی خودش و ضمنا در حالی‌که برای اولین بار در حضور لاری احساس راحتی نمی‌کرد پرسید: mizan_test_en_fa He glanced at her frizzled head, bare shoulders, and fantastically trimmed dress with an expression that abashed her more than his answer, در این موقع لاری با حالتی که اثری از آن ادب همیشگی‌اش در آن نبود، نگاهی به سر فرخورده، یقه‌ی باز و لباس فوق‌العاده پرچین و تور وی انداخت، mizan_test_en_fa That was altogether too much from a lad younger than herself, and Meg walked away, saying petulantly, روی هم رفته نگران آمد و بنابراین در حالی‌که دور می‌شد، به تندی گفت: mizan_test_en_fa She leaned her forehead on the cool pane, در این حال، مگ پیشانی‌اش را به شیشه‌های خنک پنجره چسباند، mizan_test_en_fa and stood half hidden by the curtains, never minding that her favorite waltz had begun, و سعی کرد خودش را تقریبا در پشت پرده‌ی پنجره از چشم میهمانان پنهان نگاه دارد و اهمیتی نمی‌داد که اواز محبوبش شروع شده است. mizan_test_en_fa said Laurie, looking down at the little blue boots, which he evidently approved of. لاری همان طور که چشمش را پایین می‌انداخت و ضمنا داشت توی دلش آن کفش ظریف آبی‌رنگ را تحسین می‌کرد پاسخ داد، mizan_test_en_fa and romping in a way that scandalized Laurie, طوری که پاک لاری را منزجر کرده بود، mizan_test_en_fa who looked on and meditated a lecture. و همان‌طور که کناری ایستاده بود، داشت به یک سخنرانی که در نظر داشت به مگ تحویل دهد می‌اندیشید. mizan_test_en_fa But he got no chance to deliver it, ولی متأسفانه هیچ فرصتی برای این سخنرانی نیافت، mizan_test_en_fa for Meg kept away from him till he came to say good night. چون که مگ تا موقع شب‌بخیر گفتن اصلا حوالی لاری آفتابی نشد و او را در حالی که همان‌طور حرص و جوش می‌خورد، به حال خود باقی گذاشت. mizan_test_en_fa and when the younger girls were gone to bed, و بالاخره موقعی که خواهرهای جوان‌ترش به رختخواب رفتند، mizan_test_en_fa she sat thoughtfully staring at the fire, saying little and looking worried. او با حالتی متفکر در حالی‌که چشم به آتش دوخته، نشسته بود و کمتر صحبت می‌کرد و اندکی هم نگران به‌نظر می‌رسید. mizan_test_en_fa Meg suddenly left her chair and, taking Beth's stool, مگ ناگهان صندلی‌اش را ترک کرده و در حالی‌که روی چهارپایه‌ی کوچک بت می‌نشست، mizan_test_en_fa leaned her elbows on her mother's knee, saying bravely... آرنج‌هایش را روی زانوان مادرش تکیه داد و با شجاعت اظهار داشت. mizan_test_en_fa but they flattered me and said I was a beauty, ولی این تعریف و تملق‌ها که مثلا من زیبا هستم، mizan_test_en_fa and quantities of nonsense, so I let them make a fool of me.' و یک مشت چاپلوسی‌های بیهوده‌ی دیگر باعث گردید که اجازه بدهم از من یک احمق و لوده بسازند. mizan_test_en_fa on which occasions the ceremonies were as follows: که تجهیزات آن عبارت بودند از: mizan_test_en_fa Three chairs were arranged in a row before a table on which was a lamp, سه عدد صندلی که در کنار یک میز ردیف می‌شد که در روی میز هم یک عدد چراغ قرار داشت mizan_test_en_fa Again we meet to celebrate With badge and solemn rite, به مناسبت سالگرد روزنامه امشب دوباره گرد هم می‌آییم تا جشن بگیریم، mizan_test_en_fa Our fifty second anniversary, In Pickwick Hall, tonight. با آرم و نشان و آیین و آدابی که به آن اعتقاد داریم، پنجاه‌و دومین سالگردمان را در پیک‌ویک هال. mizan_test_en_fa Tis whispered that she loves the young English artist who haunts her steps, این‌طور شایع است که دخترک یک هنرپیشه‌ی جوان انگلیسی را دوست دارد و قلبش را به او سپرده است، mizan_test_en_fa and is spurned by the old Count,' و تقاضای خواستگاری کنت پیر را رد کرده است. mizan_test_en_fa Instant silence fell on the gay throng, and not a sound, ناگهان در این موقع، سکوت مطلقی روی سالن سایه افکند، mizan_test_en_fa but he dash of fountains or the rustle of orange groves sleeping in the moonlight, broke the hush, و فقط صدای آب فواره‌ها و خش‌خش برگ‌های بیشه‌ی پرتقال که در زیر نور مهتاب آرمیده بود، سکوت را در هم می‌شکست. mizan_test_en_fa for in his fall Mr. Pickwick had plunged his head and shoulders into a tub of water, چون‌که آقای پیک‌ویک موقع افتادن، یک بشکه آب، mizan_test_en_fa upset a keg of soft soap upon his manly form, and torn his garments badly. و یک چلیک صابون را هم با خود معلق کرده بود و ضمنا لباسش را هم بدجوری پاره کرده بود، mizan_test_en_fa On being removed from this perilous situation, it was discovered that he had suffered no injury but several bruises, که بالاخره به کمک همه او را از این وضع نجات داده و حادثه به خیر گذشت، mizan_test_en_fa and we are happy to add, is now doing well. و خوشحالیم که او صدمه‌ای در این حادثه ندیده و حالش حالا رو به راه است. mizan_test_en_fa She is useful and mild, and does her best, گرچه او هم سفید و مطیع است و بیشترین سعی خود را می‌کند، mizan_test_en_fa But she is not fair to see, And we cannot give her your place dear, Nor worship her as we worship thee. ولی نخواهد توانست جای تو را بگیرد، و ما جای تو را به او نخواهیم داد و او را، مثل تو لوس نخواهیم کرد. mizan_test_en_fa I wish to propose the admission of a new member من در این‌جا اجازه می‌خواهم پیشنهاد پذیرش یک عضو جدید را، mizan_test_en_fa one who highly deserves the honor, would be deeply grateful for it, که بسیار شخص با شرافتی است و خیلی برای عضویت این باشگاه استحقاق دارد بنمایم، که خیلی از این عضویت سپاسگزار خواهد بود mizan_test_en_fa but all looked rather anxious, and no one said a word as Snodgrass took his seat. ولی بعدا که آقای اسنادگرس صحبتش را پایان داد و سر جایش نشست، همه ساکت شدند و در حالی‌که اندکی هم نگران به‌نظر می‌رسیدند، هیچ‌کدام صحبتی نمی‌کردند. mizan_test_en_fa observed Pickwick, pulling the little curl on her forehead, as she always did when doubtful. بعد هم آقای پیک‌ویک در حالی‌که یک حلقه‌ی کوچک مو را از روی پیشانی‌اش عقب می‌زد این عادت او بود که هر وقت متفکر بود این کار را انجام می‌داد اظهار داشت mizan_test_en_fa and displayed Laurie sitting on a rag bag و آن‌ها چشمشان به لاری که روی یک صندوق کهنه نشسته افتاد، mizan_test_en_fa , flushed and twinkling with suppressed laughter. که از بس به خودش فشار آورده بود که صدای خنده‌اش در نیاید، قرمز و کبود شده بود. mizan_test_en_fa But the new member was equal to the occasion, اما عضو تازه که خوب موقعیت‌شناس بود، mizan_test_en_fa and rising, with a grateful salutation to the Chair, در این موقع از روی صندلی‌اش برخاسته، mizan_test_en_fa said in the most engaging manner, و بعد از این‌که یک تعظیم حاکی از قدرشناسی جلو رئیس به عمل آورد، با مفرح‌ترین طرزی اظهار داشت: mizan_test_en_fa for his orations convulsed his hearers and his contributions were excellent, زیرا نطق‌های جالبش، شنوندگانش را از خنده روده‌بر می‌کرد و کمک وی به روزنامه خیلی ارزنده بود، mizan_test_en_fa being patriotic, classical, comical, or dramatic, but never sentimental. و نیز مقالاتش خیلی میهن‌پرستانه، ادبی، خنده‌دار، یا گریه‌دار بودند ولی نه سانتی‌مانتال، mizan_test_en_fa and his gardener, who was smitten with Hannah's charms, actually sent a love letter to Jo's care. و راستی یک بار هم باغبانش که سخت خاطرخواه هانا شده بود، یک نامه‌ی عاشقانه فرستاده بود و سر این نامه و برملا شدن این راز که توسط جو کشف گردیده بود، mizan_test_en_fa I didn't hear any more, for I basely turned and fled. ولی من خودم را به نشنیدن زده و چنان زدم به چاک که پیرزن خیال کرد، mizan_test_en_fa I did actually run, and whisked round the corner whee I felt safe.' اصلا متوجه دعوتش نشده‌ام و از خطر شیطان آمد پایین. mizan_test_en_fa Don't let us do any lessons, Beth, for a while, but play all the time and rest, as the girls mean to,' proposed Amy. ایمی هم از آن طرف پیشنهاد کرد: بت بیا من و تو هم برای یک مدتی درس نخوانیم و تمام مدت را بازی و استراحت کنیم، مثل دخترهای دیگر. mizan_test_en_fa Jo spent the morning on the river with Laurie and the afternoon reading and crying over The Wide, Wide World, up in the apple tree. جو هم تمام صبح را با لاری در کنار رودخانه گذراند و عصر را هم در بالای درخت سیب صرف خواندن کتاب دنیای وسیع وسیع وسیع کرد. mizan_test_en_fa At teatime they compared notes, and all agreed that it had been a delightful, though unusually long day. موقع صرف چای، دخترها بعد از تبادل نظر با یکدیگر همگی متفق‌القول شدند که آن روز، با وجودی که به طور غیرعادی طولانی‌تر از روزهای دیگر بوده، ولی روی هم رفته خوش گذشته است. mizan_test_en_fa had discovered, after she had cut the breadths off, that it wouldn't wash, which mishap made her slightly cross. ولی بعد از این‌که فروشنده آن را برید، تازه کشف کرد که آن پارچه نبایستی شسته شود، بنابراین از این رویداد ناگوار بسیار بسیار عصبانی و اوقاتش تلخ بود. mizan_test_en_fa and then found time hang so heavily, ولی بعدا متوجه گردید که زمان چنان به‌نظرش کند و سنگین می‌گذرد، mizan_test_en_fa that she fell to snipping and spoiling her clothes in her attempts to furbish them up a la Moffat. که شروع کرد به قیچی زدن و خراب کردن پارچه‌هایش تا شاید به آن‌ها سر و صورتی تازه داده و به مدل لباس‌های موفت‌ها درشان بیاورد. mizan_test_en_fa got so fidgety that even good natured Laurie had a quarrel with her, و چنان بی‌آرام و قرار و عصبی شده بود که حتی لاری خوش‌قلب را هم به ستوه آورده و باعث شده بود که با او بگومگو نماید mizan_test_en_fa so much so that on one occasion she actually shook poor dear Joanna and told her she was a fright'. به طوری‌که یک‌بار چنان جوانا ی بیچاره‌ی عزیزش را تکان داده و گفته بود که او یک بچه‌ی زشت و بدی است که از اخلاق تند خودش تعجب کرده بود. mizan_test_en_fa and when her sisters left her to amuse herself, و وقتی که خواهرهایش او را به حال خود گذاشتند، mizan_test_en_fa she soon found that accomplished and important little self a great burden. تا خودش سر خودش را گرم کرده و از خودش مراقبت نماید، دیگر بیش از پیش احساس می‌کرد عاجز شده است. mizan_test_en_fa who had a good deal of humor, از آن‌جایی که زن با حوصله و شوخ طبعی بود تصمیم گرفت که برای پایان سنگ تمام بگذارد. mizan_test_en_fa resolved to finish off the trial in an appropriate manner, یعنی به یک طریق خیلی مناسبی آن را به یک تجربه‌ی به یادماندنی تبدیل نماید. mizan_test_en_fa Meg ran upstairs and soon came back again, مگ نیز از پله‌ها بالا دوید و طولی نکشید که بازگشت، mizan_test_en_fa looking relieved but rather bewildered, and a little ashamed. و در حالی‌که خیالش راحت شده بود در عین حال با کمی سر در گمی و شرمندگی گفت: mizan_test_en_fa the canary, who lay dead in the cage with his little claws pathetically extended, قناری محبوبش یافت که تو قفسش افتاده و در حالی‌که پنجه‌های کوچکش را با حالتی ترحم‌انگیز باز کرده بود، mizan_test_en_fa as if imploring the food for want of which he had died. انگار التماس می‌کرد تا کمی دانه به وی بدهند ظاهرا مرده بود. mizan_test_en_fa Leaving the others to console Beth, she departed to the kitchen, which was in a most discouraging state of confusion. بعد در حالی‌که دیگران را برای دلداری دادن بت، نزد او می‌گذاشت و از این همه اغتشاش و آشوب، پاک روحیه‌اش را از دست داده بود، عازم آشپزخانه گردید. mizan_test_en_fa surveying the feast spread before Laurie, accustomed to all sorts of elegance, and Miss Crocker, شاید اگر به خاطر لاری نبود و از این دوشیزه کراکر که هیچ چیز از چشمان تیزبینش پنهان نمی‌ماند، mizan_test_en_fa whose tattling tongue would report them far and wide. و زبانش اخبار را به اقصی نقاط گزارش می‌داد آن‌قدر رودربایستی نداشت، همان وسط کار همه چیز را به حال خود رها کرده بود. mizan_test_en_fa Amy, who was fond of delicate fare, took a heaping spoonful, ایمی که عاشق خوراکی‌های فانتزی بود، یک قاشق بزرگ پر برداشت، mizan_test_en_fa choked, hid her face in her napkin, and left the table precipitately. ولی هنوز قاشق را به دهانش نبرده بود که ناگهان صورتش را توی دستمال سفره‌ای پنهان کرد و بدون هیچ ملاحظه‌ای با عجله میز را ترک کرد. mizan_test_en_fa said Jo, as they rose, and Miss Crocker made ready to go, being eager to tell the new story at another friend's dinner table. وقتی که همه بلند شدند و خانم کراکر با عجله خداحافظی کرد تا برود و این اخبار دست اول را توی منزل دوستی دیگر سر میز شام نقل نماید، جو اعلام کرد، mizan_test_en_fa which bore his epitaph, composed by Jo while she struggled with the dinner. در وسط آن کاغذی به چشم می‌خورد که در بحبوحه‌ی تقلای جو برای تهیه‌ی ناهار توسط وی تهیه گردیده بود روی آن چنین نوشته شده بود، mizan_test_en_fa which took half the afternoon , که این کار تقریبا نصف بعد از ظهرشان را گرفت، mizan_test_en_fa and left them so tired that they agreed to be contented with tea and toast for supper. و بقیه‌ی آن را هم چنان خسته و از حال رفته بودند که رضایت دادند شام را فقط به چایی و نان برشته قناعت نمایند. mizan_test_en_fa Before the housewives could rest, several people called, ولی قبل از این‌که این کدبانوهای جوان بتوانند استراحتی بکنند، باز هم چند نفر میهمان ناخوانده‌ی دیگر از راه رسید، mizan_test_en_fa and there was a scramble to get ready to see them. و آن‌ها مجبور شدند تا مدتی به خود ور بروند تا قابل دیدن باشند. mizan_test_en_fa Yes, I wanted you to see how the comfort of all depends on each doing her share faithfully. بله چون که من می‌خواستم شما خودتان ببینید که چطور تمام آسایش یک خانواده بستگی به این دارد که هرکدام از اعضای خانواده صمیمانه در کارها سهیم گردند. mizan_test_en_fa One July day she came in with her hands full, در یکی از روزهای ماه جولای، بت با یک بغل پر نامه، mizan_test_en_fa and went about the house leaving letters and parcels like the pe nny post. وارد خانه شد و مثل یک پستچی وظیفه‌شناس نامه‌ها و بسته‌های همه را تقسیم کرد. mizan_test_en_fa she said, putting the fresh nosegay in the vase that stood in Marmee's corner', and was kept supplied by the affectionate boy. گفت و بعد در حالی‌که دسته‌گلی‌تر و تازه را که مثل همیشه توسط پسری مهربان فرستاده شده بود، توی گلدانی که در گوشه‌ی مارمی قرار داشت می‌گذاشت، mizan_test_en_fa and think, perhaps, that no one sees them but the Friend whose help you daily ask, و شاید هم فکر می‌کنی که کسی متوجه آن‌ها نیست؛ mizan_test_en_fa if I may trust the well worn cover of your guidebook. چون که کتاب راهنمایت را طوری جلد کرده‌ای که کسی نمی‌داند تو هر روز چه داری می‌خوانی. mizan_test_en_fa and row up the whole crew to lunch and croquet have a fire, و همه را با قایق برای ناهار به آن‌جا ببرم و کریکت بازی کنیم و آتش درست کنیم، mizan_test_en_fa make messes, gypsy fashion, and all sorts of larks. و مثل کولی‌ها دور آتش بنشینیم و انواع و اقسام تفریحات. mizan_test_en_fa And Jo gave the thin cheek a grateful kiss, بعد جو با حق‌شنای بوسه‌ای از گونه‌های لاغر مادرش گرفت، mizan_test_en_fa more precious to Mrs. March than if it had given back the rosy roundness of her youth. که لذت این بوسه برای خانم مارچ بیشتر از آن بود تا خودش گونه‌ی گرد و جوان جو را می‌بوسید. mizan_test_en_fa said Amy, showing her mail, ایمی در حالی که بسته‌اش را نشان می‌داد اعلام می‌داشت: mizan_test_en_fa I had a box of chocolate drops, and the picture I wanted to copy,' من از پست امروز یک بسته شکلات داشتم و عکسی که همیشه دوست داشتم از رویش کپی کنم. mizan_test_en_fa said Jo, preparing to replace her pen with a broom, در این موقع جو در حالی‌که با عجله داشت یک جارو را جانشین قلمی که در دست داشت می‌کرد اعلام کرد: mizan_test_en_fa Now let's fly round, and do double duty today, so that we can play tomorrow with free minds,' خوب، حالا بهتر است امروز وظایفمان را دو برابر انجام دهیم تا فردا با خیال راحت بتوانیم به گردش برویم. mizan_test_en_fa remonstrated Meg, as Jo tied down with a red ribbon the broad brimmed, old fashioned leghorn Laurie had sent for a joke. وقتی جو با یک روبان قرمز، آن کلاه لبه‌پهن از مد افتاده و کهنه را که لاری به عنوان شوخی برایش فرستاده بود به سرش بست، مگ اعتراض‌کنان گفت، mizan_test_en_fa and who was much flattered by Mr. Ned's assurances that he came especially to see her. و همچنین از اطمینانی که آقای ند به وی می‌داد، که خصوصا به خاطر دیدار وی این دعوت را قبول کرده است، خیلی شادمان گردیده بود. mizan_test_en_fa for that young lady had a standoff don't touch me air, چون‌که این خانم خیلی حالت کنار بایست و به من دست نزن را داشت، mizan_test_en_fa which contrasted strongly with the free and easy demeanor of the other girls. که با رفتار ساده و بی‌آلایش و راحت دختران دیگر فرق فاحشی داشت. mizan_test_en_fa while Fred Vaughn, the riotous twin, did his best to upset both by paddling about in a wherry like a disturbed water bug. در حالی‌که فرد و فرانک دوقلوهای آشوب به پا کن مثل دو تا حشره‌ی آبی مزاحم با ادای پارو زدن تمام سعی خود را برای واژگون کردن قایق‌ها به خرج می‌دادند. mizan_test_en_fa face to face with the rowers, who both admired the prospect , چون که روبه‌روی دو پاروزن جوان نشسته بود که هر دو با تحسین و احترام وی را می‌نگریستند، mizan_test_en_fa and feathered their oars with uncommon skill and dexterity'. و بنابراین سعی داشتند با مهارت و چابکی هرچه تمام‌تر پاروها را همچون پر کاهی به حرکت درآورند. mizan_test_en_fa He was not very wise, but very good natured, شاید پسر خیلی سنگین و رنگینی نبود، ولی عوضش خیلی خوش‌قلب بود، mizan_test_en_fa Sallie Gardiner was absorbed in keeping her white pique dress clean and chattering with the ubiquitous Fred, سالی گاردینر هم تمام فکر و ذکرش متوجه مواظبت از پیراهن پیکه‌ی سفیدش و وراجی کردن با فرد حاضر در همه‌جا و بی‌آرام و قرار mizan_test_en_fa It was not far to Longmeadow, تا لانگ‌میدو راه زیادی نبود، mizan_test_en_fa but the tent was pitched and the wickets down by the time they arrived. اما وقتی که به آن‌جا رسیدند، چادرها همه به موقع زده شده و اسباب و اثاثیه مرتب و منظم گردیده بود. mizan_test_en_fa Laurie threw up his hat, لاری کلاهش را عقب زد، mizan_test_en_fa then remembered that it wouldn't do to exult over the defeat of his guests, و بعد با خاطر آوردن این موضوع که نبایستی برای شکست دادن مهمانانش خوشحالی خود را نشان دهد، mizan_test_en_fa and stopped in the middle of the cheer to whisper to his friend, وسط هیاهوی خوش یارانش ایستاد و به دوستش زمزمه کرد: mizan_test_en_fa while the children collected dry sticks, and the boys made a fire , بچه‌های دیگر هم در این احوال مشغول جمع کردن ترکه‌ی چوب شده و پسرها هم آتش درست کرده، mizan_test_en_fa and got water from a spring near by. و به آوردن آب از چشمه‌ای که در آن نزدیکی قرار داشت مشغول شدند. mizan_test_en_fa for everything seemed fresh and funny, چون که هم چیز خیلی تازه و مفرح به‌نظر می‌رسید، mizan_test_en_fa and frequent peals of laughter startled a venerable horse who fed near by. و صدای خنده‌هایی که به گوش می‌رسید، اسب موقری را که در آن نزدیکی مشغول چریدن بود از جا می‌پراند. mizan_test_en_fa Three white headed children peeped over the fence, از پشت پرچین، سه تا پسرک روستایی یواشکی مشغول دید زدن بودند، mizan_test_en_fa and an objectionable dog barked at them from the other side of the river with all his might and main. و یک سگ معترض هم با تمام قوایش، از آن طرف رودخانه به طرفشان پارس می‌کرد. mizan_test_en_fa she replied, fishing up two unwary little ones who had gone to a creamy death, جو در حالی‌که دو تا کوچولوی سربه هوا را که داشتند توی خامه‌ی دسر غرق می‌شدند بالا می‌آورد، پاسخ داد: mizan_test_en_fa Thank you, I prefer spiders,' متشکرم من عنکبوت را ترجیح می‌دهم. mizan_test_en_fa I thought she'd suit Brooke, من فکر می‌کردم که او برای بروک مناسب‌تر است، mizan_test_en_fa but he keeps talking to Meg, and Kate just stares at them through that ridiculous glass of hers'. ولی بروک همه‌اش با مگ گرم گرفته و کیت هم دایم از پشت آن عینک خنده‌دارش به آن‌ها زل زده است. mizan_test_en_fa Miss Kate did know several new games, اتفاقا حق با جو بود و دوشیزه کیت چند تا بازی جدید بلد بود، mizan_test_en_fa and as the girls would not, and the boys could not, eat any more, و چون که دخترها نمی‌خواستند و پسرها هم نمی‌توانستند بیشتر از آن بخورند mizan_test_en_fa said Kate, with a commanding air, which surprised Meg, کیت گفت، با حالت یک فرمانده شروع کرد که باعث تعجب مگ که با معلم سرخانه، mizan_test_en_fa who treated the tutor with as much respect as any other gentleman. یعنی آقای بروک مثل هر جنتلمن دیگری خیلی خیلی با احترام رفتار می‌کرد گردید. mizan_test_en_fa a knight went out into the world to seek his fortune, در زمان‌های دور شوالیه‌ای بود که چون از مال دنیا چیزی جز یک شمشیر و یک سپر نداشت، mizan_test_en_fa for he had nothing but his sword and his shield. تصمیم گرفت که به جست‌وجوی بخت و اقبالش به دور دنیا سفر کند. mizan_test_en_fa till he came to the palace of a good old king, تا این‌که به قصر پادشاه پیر خوبی رسید که قرار گذاشته بود، mizan_test_en_fa but he was poor and could only go by each day, ولی خوب همان‌طور که می‌دانید او خیلی مرد فقیری، بنابراین تنها کاری که می‌توانست بکند این بود که هر روز می‌رفت، mizan_test_en_fa watching for the sweet face and longing to see it out in the sunshine. و آرزو می‌کرد کاش می‌شد آن صورت‌های زیبا را روزی در زیر نور آفتاب تماشا نماید. mizan_test_en_fa Till you tell me how I may rescue you, تا نگویی چطوری می‌توانم تو را نجات بدهم از نزد تو نخواهم رفت. mizan_test_en_fa swore the knight, still kneeling. ولی شوالیه قسم خورد و در حالی که هنوز زانو زده بود گفت: هرگز! mizan_test_en_fa Instantly, Sir What's his name recovered himself, pitched the tyrant out of the window, در این موقع شوالیه فورا به خودش آمد و سلطان ستمگر را با یک حرکت از پنجره بیرون انداخت، mizan_test_en_fa and turned to join the lady, victorious, و بعد هم پیروزمندانه به سراغ دخترک رفت تا به او محلق گرد. mizan_test_en_fa tore up the curtains, made a rope ladder, got halfway down when the ladder broke, بنابراین فورا به پاره کردن پرده‌ها پرداخت و نردبانی پارچه‌ای درست کرد، ولی نیمه‌ی راه بود که نردبان پاره شد، mizan_test_en_fa and he went headfirst into the moat, sixty feet below. و او با کله توی خندقی که شصت متر پایین‌تر قرار داشت افتاد. mizan_test_en_fa then, by a trifling exertion of his prodigious strength, he smashed in the door, آن‌گاه از چندین پله‌ی سنگی که از گرد و خاکی به ضخامت یک متر پوشیده شده بود، mizan_test_en_fa went up a pair of stone steps covered with dust a foot thick, toads as big as your fist, و سالیان دراز کسی نتوانسته بود از آن‌ها عبور نماید با قورباغه‌هایی که به درشتی مشت شما بودند mizan_test_en_fa A tall figure, all in white with a veil over its face and a lamp in its wasted hand,' went on Meg. مگ ادامه داد: موجود قدبلندی که تماما سفید پوشیده و با نقابی که به صورتش زده و چراغی هک در دست پوشیده‌اش داشت، در بالای پله‌ها ایستاده بود. mizan_test_en_fa Snuffbox,' said Jo, in a sepulchral tone, which convulsed the audience. جو دنباله‌ی داستان را ادامه داده و با لحن پستی که همه‌ی شنوندگان را تحت تأثیر قرار داد گفت: یک انفیه‌دان را جلو چشمانش گرفت. mizan_test_en_fa for she wanted to restore the poor things to life, چون که پری مهربان خیلی دلش می‌خواست که به این شوالیه‌های بی‌سر زندگی دوباره ببخشد، mizan_test_en_fa and couldn't raise the heavy load herself. و خودش به تنهایی نمی‌توانست آن جعبه‌ی سنگین را بالا ببرد، mizan_test_en_fa So the diver hoisted it up, بنابراین غواص جعبه را روی کولش گذاشته و آن را با خود بالا برد. mizan_test_en_fa and was much disappointed on opening it to find no pearls. ولی وقتی در جعبه را باز کرد، از این‌که مرواریدی در داخل آن نیافت خیلی ناامید گردید. mizan_test_en_fa since the old ones were lost, and all the geese opened their hundred mouths and screamed..' چون که سرهای قدیمی آن‌ها گم شده بودند و تمام صد تا غاز دهانشان را باز کرده و گفتند …. mizan_test_en_fa She put them on, the knights revived at once, thanked her, and went on their way rejoicing, بعد از این‌که آن‌ها را روی بدن شوالیه‌ها چسباند، آن‌ها دوباره زنده شده و از وی تشکر کردند و با خوشحالی به راه خود رفتند. mizan_test_en_fa asked Mr. Brooke, still watching the river, آقای بروک در حالی‌که هنوز هم به رودخانه خیره شده بود، mizan_test_en_fa and playing with the wild rose in his buttonhole. و با یک شاخه‌ی رز وحشی که توی جادکمه‌ی کتش فرو برده بود بازی می‌کرد پرسید mizan_test_en_fa said Laurie, smiling to himself, as he threw acorns at his tutor, لاری در حالی‌که چندتا بلوط را به طرف معلم سرخانه‌اش دراز می‌کرد، با خود لبخندی زده پاسخ داد: mizan_test_en_fa I guess the princess gave him a posy, and opened the gate after a while,' من حدس می‌زنم که شاهزاده‌خانم یک دسته‌گل به وی داد و بعد از مدتی دروازه‌ی قصر را به روی وی گشود. mizan_test_en_fa So did mine, but I proved to her that I had talent by taking a few lessons privately, مثل مادر من، ولی من با گرفتن چند درس خصوصی، به وی ثابت کردم که استعدادش را دارم، mizan_test_en_fa for her tone implied it, and something in her face made Meg color, and wish she had not been so frank. چون که این از لحن صحبتش به خوبی پیدا بود و در صورتش چیزی بود که باعث شد مگ از خجالت سرخ شود و آرزو کند که کاش آن‌قدر راستگو نبود. mizan_test_en_fa ' inquired Mr. Brooke, breaking an awkward pause, در این موقع آقای بروک برای این‌که سکوت ناراحت‌کنندهای را که بعد از این مکالمه حکمفرما شده بود بشکند سؤال کرد: mizan_test_en_fa Did the German song suit, Miss March? راستی شعر آلمانی را پسندیدید دوشیزه مارچ؟ mizan_test_en_fa My father, who taught me, is away, چون پدرم که آن را به من درس می‌داد، حالا خیلی از ما دور است، mizan_test_en_fa said Meg, grateful, but bashful in the presence of the accomplished young lady beside her, مگ با حق‌شناسی ولی در عین‌حال با کمرویی از این‌که در حضور بانویی جوان و پرمعلومات نشسته پاسخ داد: mizan_test_en_fa It's so hard I'm afraid to try,' ولی اون خیلی مشکل است و من می‌ترسم که نتوانم. mizan_test_en_fa Down the page went the green guide, and presently, forgetting her listener in the beauty of the sad scene, Meg read as if alone, در پایان صفحه، مگ گویی شنونده‌اش را فراموش کرده باشد، با زیبایی اندوهی که داشت، mizan_test_en_fa giving a little touch of tragedy to the words of the unhappy queen. چنان حالت اندوهناکی به کلمه ملکه‌ی غمگین داستان داد که بسیار زیبا و جذاب بود mizan_test_en_fa If she had seen the brown eyes then, she would have stopped short, و مسلما اگر چشمش در چشمان قهوه‌ای‌رنگ معلمش می‌افتاد، دست از خواندن می‌کشید، mizan_test_en_fa but she never looked up, and the lesson was not spoiled for her. ولی مگ هرگز چشمش را بالا نکرد و همچنان به خواندن ادامه داد. mizan_test_en_fa Miss Kate put up her glass, and, having taken a survey of the little tableau before her, دوشیزه کیت عینکش را به چشمش گذاشت و بعد از این‌که نظری به تابلو کوچکی که در مقابلش قرار داشت افکند، mizan_test_en_fa shut her sketch book, saying with condescension, دفتر طراحی‌اش را بسته و با فروتنی و تواضع گفت: mizan_test_en_fa said Mr. Brooke rather bitterly as he absently put the dead rose in the hole he had made and covered it up, like a little grave. آقای بروک در پاسخ در حالی‌که ناخودآگاه رز پژمرده‌ای را تو حفره‌ای فرو می‌کرد و روی آن را مثل یک گور می‌پوشاند، تقریبا به تلخی گفت، mizan_test_en_fa came lumbering up to display his equestrian skill before the young ladies, با سروصدا پیش آمد تا مهارت سواری خود را به رخ خانم‌های جوان بکشد، mizan_test_en_fa and there was no more quiet that day. و جنب‌وجوش و شلوغی دوباره شروع شد. mizan_test_en_fa Beth, who was collecting the scattered Author cards, بت که مشغول جمع‌آوری کارت‌های بازی بود که این طرف و آن‌طرف پراکنده بودند، mizan_test_en_fa looked up and said, in her shy yet friendly way, در این موقع سرش را بالا کرد و با همان لحن محجوب ولی در عین حال دوستانه‌اش گفت: mizan_test_en_fa said Grace to Amy, as they sat discussing dolls and making tea sets out of the acorn cups. گریس نیز که به اتفاق ایمی نشسته بودند و داشتند درباره‌ی عروسک‌هایشان بحث می‌کردند و از پوست بلوط فنجان چایی درست می‌کردند، خطاب به ایمی گفت، mizan_test_en_fa As the four sisters went home through the garden, وقتی که چهار خواهر از توی باغ به سوی خانه‌ی خودشان روان شدند، mizan_test_en_fa Miss Kate looked after them, saying, without the patronizing tone in her voice, دوشیزه کیت که با نگاهش آن‌ها را تعقیب می‌نمود، با لحن بی‌روحی گفت: mizan_test_en_fa and he had shirked his studies, tried Mr. Brooke's patience to the utmost, displeased his grandfather by practicing half the afternoon, و لاری را بیش از پیش تنبل و سست کرده بود، به‌طوری که حوصله نکرده بود درس‌هایش را انجام دهد و آقای بروک صبور را از جا در برده و حتی پدربزرگش را ناخشنود کرده بود، mizan_test_en_fa he dreamed dreams of all sorts, and was just imagining himself tossing on the ocean in a voyage round the world, به انواع و اقسام رؤیاها فرورفته بود و خودش را در حالت مسافرت به روی اقیانوس به دور دنیا می‌دید، mizan_test_en_fa when the sound of voices brought him ashore in a flash. که صداهایی او را از روی اقیانوس خیالی‌اش به روی ساحل کشاند. mizan_test_en_fa Peeping through the meshes of the hammock, در این موقع در حالی‌که از لای درزهای صندلی‌اش دید می‌زد، mizan_test_en_fa he saw the Marches coming out, as if bound on some expedition. چشمش به خواهران مارچ افتاد که مثل یک هیئت اعزامی، به ردیف عازم جایی بودند. mizan_test_en_fa A grove of pines covered one part of it, از بالای تپه، یک ردیف درختان کاج و صنوبر که قسمتی از تپه را پوشانده بودند، mizan_test_en_fa and from the heart of this green spot came a clearer sound than the soft sigh of the pines or the drowsy chirp of the crickets. به چشم می‌خوردند که از وسط درخت‌ها، صدایی واضح‌تر از حرکت آرام شاخه‌های درختان و آواز یکنواخت جیرجیرک‌ها به گوش می‌رسید. mizan_test_en_fa A shadow passed over the boy's face as he watched them, پسرک همان‌طور که در آن بالا ایستاده و داشت از دور آن‌ها را تماشا می‌کرد، چند لحظه مکث کرد و احساس نمود که باید آن‌جا را ترک کند. mizan_test_en_fa feeling that he ought to go away, ولی هنوز با تردید سرجایش ایستاده بود. mizan_test_en_fa yet lingering because home seemed very lonely, چون‌که خانه خیلی دلتنگ‌کننده به‌نظر می‌رسید، mizan_test_en_fa espied the wistful face behind the birches, and beckoned with a reassuring smile. و آن صورت آرزومند را در پشت شاخ و برگ‌ها کشف کرد و لبخندی که به لاری قوت قلب داد، صورتش را از هم باز کرد. mizan_test_en_fa said Jo, handing him the book, در این موقع جو کتاب را به دست لاری داد و گفت: mizan_test_en_fa Finish this story while I set my heel,' خوب عجالتا تا من پاشنه‌ی کفشم را درست کنم، تو این داستان را برایمان تمام کن. mizan_test_en_fa I'm the one that will have to fight and work, ولی من آن کسی هستم که مجبور است دائما بجنگد و کار کند، mizan_test_en_fa and climb and wait, and maybe never get in after all.' و شاید هرگز هم بالاخره بعد از همه‌ی این حرف‌ها پایش به آن‌جا نرسد. mizan_test_en_fa If people really want to go, and really try all their lives, اگر مردم واقعا بخواهند به آن‌جا برسند و در تمام زندگی‌شان واقعا برای رسیدن به آن سعی نمایند، mizan_test_en_fa I think they will get in, من فکر می‌کنم آن‌ها حتما به آن‌جا خواهند رسید. mizan_test_en_fa ' said Jo, after a little pause: جو بعد از مکث کوتاهی گفت: mizan_test_en_fa Wouldn't it be fun if all the castles in the air which we make could come true, and we could live in them? این کیف ندارد که تمام قصرهای خیالی‌مان همه واقعی از آب درآمده و ما بتوانیم برویم و در آن‌ها زندگی نماییم؟ mizan_test_en_fa said Laurie, lying flat and throwing cones at the squirrel who had betrayed him. لاری در حالی‌که به پشت روی چمن‌ها دراز می‌کشید و مخروط‌های کاج را به طرف سنجابی که او را لو داده بود پرتاب می‌کرد اظهار داشت، mizan_test_en_fa After I'd seen as much of the world as I want to, من بعد از این که بیشتر دنیا را گشتم، mizan_test_en_fa I'd like to settle in Germany and have just as much music as I choose. ترجیح خواهم داد که در آلمان اقامت کنم و در آن‌جا هر چقدر که موسیقی دلم بخواهد به انتخاب خودم بنوازم. mizan_test_en_fa I am to be mistress of it, and manage it as I like, که بتوانم خانه‌ام را هر طوری که دوست داشته باشم اداره نمایم. mizan_test_en_fa with plenty of servants, so I never need work a bit. با مستخدمان فراوان به‌طوری که هیچ‌وقت خودم مجبور نباشم یک ذره هم کار کنم. mizan_test_en_fa observed Jo mysteriously: I've got the key to my castle in the air, جو با لحن اسرارآمیزی گفت: من یکی که کلید ورود به قصرم را به دست آورده‌ام. mizan_test_en_fa but whether I can unlock the door remains to be seen,' ولی چطور باید در آن را باز کنم، این را دیگر آینده نشان خواهد داد. mizan_test_en_fa Hang college! ' muttered Laurie with an impatient sigh, لاری نیز با آهی بی‌صبرانه زیر لب غرید: mizan_test_en_fa I've got the key to mine, but I'm not allowed to try it. منم کلید آن را دارم، ولی اجازه ندارم تا آن را امتحان نمایم و فعلا معطل کالج هستم. mizan_test_en_fa replied the boy, laughing at the thought of a charming little secret which he fancied he knew, پسرک در حالی‌که به راز کوچک جذابی که خیال می‌کرد به آن دست یافته است می‌خندید گفت: mizan_test_en_fa Wait and see if it doesn't bring you something worth having,' صبر کن و ببین که فایده‌ای دارد یا ندارد. mizan_test_en_fa said Jo, always ready with a plan, جو که همیشه پیشنهادی در آستین داشت اظهار کرد: mizan_test_en_fa If we are all alive ten years hence, let's meet, موافقید اگر تا ده سال دیگر زنده بودیم، mizan_test_en_fa and see how many of us have got our wishes, or how much nearer we are then than now,' همدیگر را ملاقات کرده و ببینیم که چند تا از ما به آرزوی خود رسیده است. mizan_test_en_fa I advise you to sail away in one of your ships, من به تو توصیه می‌کنم که با یکی از کشتی‌هایت شروع به سفر کرده، mizan_test_en_fa and never come home again till you have tried your own way,' و تا زمانی که از این کار خسته نشده‌ای به خانه باز نگردی. mizan_test_en_fa said Jo, whose imagination was fired by the thought of such a daring exploit, جو که قوه‌ی تخیلش از تصور مسافرت جسورانه با کشتی‌های باری، mizan_test_en_fa and whose sympathy was excited by what she called Teddy's Wrongs'. و همچنین احساس همدردی با آنچه که وی اشتباهات تدی می‌نامید، سخت گل کرده بود، اظهار داشت، mizan_test_en_fa Do your best at college, and when he sees that you try to please him, تو باید بیشترین سعی خودت را در کالج بکنی و وقتی او ببیند که تو سعی در خوشحال کردنش داری، mizan_test_en_fa how he took good care of his own mother till she died, یعنی او چطور از مادرش تا زمان مرگش مراقبت کرده، mizan_test_en_fa and wouldn't go abroad as tutor to some nice person because he wouldn't leave her. و این‌که حاضر نشده به خاطر مادرش، به عنوان معلم سرخانه‌ی یک شخص خیلی مهم، به خارج سفر نماید. mizan_test_en_fa And how he provides now for an old woman who nursed his mother, and never tells anyone, چون‌که نمی‌خواسته مادرش را ترک کند و همچنین خرج زندگی پیرزنی را که زمانی پرستاری مادرش را می‌کرده است می‌دهد، mizan_test_en_fa but is just as generous and patient and good as he can be.' و این را هرگز به کسی بروز نمی‌دهد که چقدر سخاوتمند و صبور و خوب است. mizan_test_en_fa as Meg paused, looking flushed and earnest with her story. وقتی مارگارت در حالی‌که از تعریف این داستان برافروخته و مشتاق به‌نظر می‌رسید مکثی کرد، mizan_test_en_fa So he is, dear old fellow! ' said Laurie heartily, لاری از ته دل اظهار داشت: پس این‌طور! طفلکی بروک عزیز! mizan_test_en_fa It's like Grandpa to find out all about him without letting him know, پس قضیه از این قرار بوده که پدربزرگ بدون این‌که او خودش خبر داشته باشد، mizan_test_en_fa and to tell all his goodness to others, so that they might like him. همه چیز را درباره‌ی او تحقیق کرده و از خوبی‌های او تعریف کرده تا همه او را دوست بدارند. mizan_test_en_fa Brooke couldn't understand why your mother was so kind to him, بروک نمی‌توانست بفهمد که مثلا چرا مادر تو آن‌قدر نسبت به وی مهربان بود، mizan_test_en_fa If you have plagued him, he's sober and walks slowly, ولی اگر اذیتش کرده باشی، خیلی ساکت و موقر است و آهسته قدم برمی‌دارد، mizan_test_en_fa as if he wanted to go back and do his work better.' به‌طوری که انگار می‌خواهد دوباره برگردد و کارش را بهتر انجام دهد. mizan_test_en_fa It was only to show that I cared how you get on, این فقط برای این بود که نشان بدهم من به رفتار تو توجه دارم، mizan_test_en_fa and what is said here is said in confidence, you know,' و چیزهایی که در این‌جا گفته شد باید محرمانه باشد و بین خودمان بماند، فهمیدی؟ mizan_test_en_fa Ashamed of his momentary pique, Laurie squeezed the kind little hand, and said frankly, در این‌جا، لاری خجالت‌زده از رنجش زودگذر و آنی خود، دست کوچک مهربان او را فشرده و با صداقت اظهار داشت: mizan_test_en_fa I'm the one to be forgiven. این من هستم که باید بخشیده شوم. mizan_test_en_fa Remembering the conversation of the afternoon, در این موقع، پسرک با به خاطر آوردن صحبت‌های آن روز عصر، mizan_test_en_fa the boy said to himself, with the resolve to make the sacrifice cheerfully, در حالی‌که با خوشحالی تصمیم به قربانی کردن خودش گرفته بود، با خود گفت: mizan_test_en_fa It it she kept her papers, and a few books, safely shut away from Scrabble, که در آن، کاغذها و چند تا از کتاب‌هایش را نگه می‌داشت و برای این‌که از شر اسکربل در امان باشند، در آن را محکم می‌بست. mizan_test_en_fa and going to the back entry window, got out upon the roof of a low porch, و به طرف پنجره‌ی عقبی منزل رفت و از آن‌جا از روی یک طاقچه‌ی کوچک، mizan_test_en_fa swung herself down to the grassy bank, and took a roundabout way to the road. آهسته روی ساحل پوشیده از چمن پرید و به طرف جاده به راه افتاد. mizan_test_en_fa Once there, she composed herself, وقتی به جاده رسید، سر و وضعش را مرتب کرد، mizan_test_en_fa hailed a passing omnibus, and rolled away to town, و بعد از این‌که سوار اتوبوسی که داشت از آن‌جا عبور می‌کرد شد، عازم شهر شد. mizan_test_en_fa and after standing stock still a minute, suddenly dived into the street , ولی بعد از این که برای یک دقیقه همان‌طور بی‌حرکت آن‌جا ایستاد، ناگهان توی خیابان شیرجه رفت، mizan_test_en_fa and walked away as rapidly as she came. و با همان سرعتی که آمده بود، شروع به رفتن کرد. mizan_test_en_fa In ten minutes Jo came running downstairs with a very red face , بعد از ده دقیقه سروکله‌ی جو در حالی که صورتش عین لبو سرخ شده بود، mizan_test_en_fa Laurie burst out with a hearty boy's laugh, در این موقع لاری با خنده‌ای از ته دل و پسرانه طوری منفجر شد، mizan_test_en_fa for you'll get to liking it better and better, چون که تو رفته‌رفته بیشتر و بیشتر خوشت خواهد آمد، mizan_test_en_fa ' asked Laurie, looking nettled, لاری با آزردگی از این نیش و کنایه‌های دوستش پرسید: mizan_test_en_fa Can't a fellow take a little innocent amusement now and then without losing his respectability? به‌نظر تو آدم نمی‌تواند بدون این‌که احترامش را از دست بدهد، گاه‌گاهی تفریحات بی‌ضرر داشته باشد؟ mizan_test_en_fa You know you have you can't hide anything, لاری داد زد: خودت هم می‌دانی که داری تو هیچ وقت نمی‌توانی چیزی را پنهان کنی. mizan_test_en_fa so up and fess, or I won't tell,' cried Laurie. پس زودباش اعتراف کن و الا من چیزی برایت نخواهم گفت. mizan_test_en_fa cried Laurie, throwing up his hat and catching it again, to the great delight of two ducks, لاری با شنیدن این حرف، در حالی‌که کلاهش را برای دو تا اردک، mizan_test_en_fa four cats, five hens, and half a dozen Irish children, چهار گربه، پنج تا مرغو خروس و نیم دوجین بچه‌ی ایرلندی بالا می‌انداخت فریاد زد: mizan_test_en_fa but I didn't promise not to, so I will, ولی چون به کسی قول نداده‌ام که آن را بازگو ننمایم، mizan_test_en_fa for I never feel easy in my mind till I've told you any plummy bit of news I get. پس می‌گویم، زیرا تا موقعی که تکه‌های آبدار اخباری را که به دست آورده‌ام برایت تعریف نکنم، فکرم راحت نخواهد شد. mizan_test_en_fa said Jo rather ungratefully: I don't think secrets agree with me, جو تقریبا با قدرشناسی گفت: من فکر نمی‌کنم دیگر علاقه‌ای به شنیدن هیچ رازی داشته باشم. mizan_test_en_fa I feel rumpled up in my mind since you told me that , چون از وقتی که این حرف را زدی، در فکرم احساس آشفتگی می‌کنم. mizan_test_en_fa for his Atalanta came panting up with flying hair, bright eyes, چون‌که طولی نکشید که رقیب مسابقه‌اش با موهای هوارفته، چشمان برافروخته، mizan_test_en_fa ruddy cheeks, and no signs of dissatisfaction in her face. و گونه‌های سرخ و صورتی شاد که دیگر اثری از ناامیدی قبلی در آن نبود، به او رسید. mizan_test_en_fa Laurie leisurely departed to recover the lost property, لاری برای جمع‌آوری چیزهایی که این طرف و آن طرف پراکنده بود، mizan_test_en_fa and Jo bundled up her braids, شروع به بالا رفتن از تپه کرد و جو نیز امیدواربود تا موقعی که دوباره سر و وضعش را مرتب کند، mizan_test_en_fa hoping no one would pass by till she was tidy again. کسی از آن حوالی عبور نکند، مشغول جمع کردن گیس‌های بافته‌اش شد. mizan_test_en_fa ' she asked, regarding her disheveled sister with well bred surprise, مگ به دیدن خواهرش در آن وضعیت و با آن سر و روی ژولیده و خاک‌آلود، با تعجبی اشراف‌منشانه اظهار داشت: mizan_test_en_fa What in the world are you doing here? تو این‌جا مشغول چه کاری هستی؟ mizan_test_en_fa would sit looking at Meg with a woe begone face, و یا این‌که بعضی اوقات نگاه‌های خیلی افسرده‌ای به طرف مگ می‌کرد، mizan_test_en_fa occasionally jumping up to shake and then kiss her in a very mysterious manner. و یا در حالی‌که از جایش می‌پرید، مگ را فشار می‌داد و با حالت خیلی مرموزی صورتش را می‌بوسید، mizan_test_en_fa Laurie and she were always making signs to one another, and talking about Spread Eagles, همچنین با لاری دائما در حال رد و بدل کردن رمز بود و درباره‌ی عقاب‌های بال گسترده صحبت می‌کردند، mizan_test_en_fa ' till the girls declared they had both lost their wits. به طوری که دخترها متفق‌القول شده بودند که آن دو پاک عقلشان را از دست داده‌اند. mizan_test_en_fa sighed Meg, as she watched the race with a disapproving face, مگ در حالی‌که با قیافه‌ای ناراحت، شاهد این اعمال بود، آهی کشید و اظهار داشت: mizan_test_en_fa What shall we do with that girl? چه کار باید با این دختر بکنیم؟ mizan_test_en_fa She never will behave like a young lady,' او هرگز نمی‌خواهد مثل یک خانم جوان رفتار نماید. mizan_test_en_fa Nothing but a story, won't amount to much, I guess,' returned Jo, carefully keeping the name of the paper out of sight. جو که سعی می‌کرد با دقت تمام اسم روزنامه را پنهان کند در پاسخ گفت: نه فقط یک داستان است گمان نمی‌کنم چیز خیلی جالبی باشد. mizan_test_en_fa How Meg wouldn't believe it till she saw the words. و چطور مگ نمی‌توانست آن را باور کند، mizan_test_en_fa Miss Josephine March,' actually printed in the paper. تا موقعی که با چشم خودش اسم دوشیزه جوزفین مارچ را که توی روزنامه چاپ شده بود دید mizan_test_en_fa cried the family, all in one breath as they clustered about Jo, for these foolish, خلاصه خانه حال و هوای روزهای شاد عید را به خود گرفته بود. mizan_test_en_fa affectionate people mad a jubilee of every little household joy. زیرا که این خانواده‌ی ساده و مهربان عادت داشتند که با هر پیش‌آمد کوچک خوش خانوادگی جشن و سروری به پا بسازند. mizan_test_en_fa So I let him have the two stories, بنابراین من هر دو داستان را به وی سپردم، mizan_test_en_fa and today this was sent to me, که آن‌ها را چاپ کند و او این روزنامه را برای من پست کرده است، mizan_test_en_fa and Laurie caught me with it and insisted on seeing it, so I let him. و لاری و من آن را گرفتیم و او اصرار داشت که آن را ببیند بنابراین من آن را نشانش دادم mizan_test_en_fa for to be independent and earn the praise of those she loved were the dearest wishes of her heart, چون فکر مستقل بودن و به دست آوردن پاداشی برای آنچه که به آن عشق می‌ورزید، عزیزترین آرزوی قلبی‌اش بود، mizan_test_en_fa and this seemed to be the first step toward that happy end. و به نظر می‌آمد که این اولین قدم به سوی پایانی خوش است. mizan_test_en_fa said Beth, who took a hopeful view of everything, even November. بت که از همه‌چیز حتی نوامبر، چیزهای امیدوارکننده‌اش را در نظر می‌گرفت پاسخ داد: mizan_test_en_fa If something very pleasant should happen now, we should think it a delightful month,' اگر یک چیز خیلی مطبوتی الان اتفاق بیفتد، ما بایستی فکر کنیم که نوامبر ماه خیلی شادی است. mizan_test_en_fa You're pretty enough and good enough already, تو دختر خوشکل و تقریبا خوبی هم هستی، mizan_test_en_fa Mrs. March was herself again directly, read the message over, خانم مارچ دوباره به خودش آمد و پیغام روی تلگرام را دوباره خواند، mizan_test_en_fa poor things, as their mother sat up, looking pale but steady, ولی تحمل صورت غم‌زده‌ی مادر در حالی‌که از جایش بلند می‌شد و با رنگی پریده، mizan_test_en_fa and put away her grief to think and plan for them. ولی صورتی مصمم داشت فکرش را متمرکز می‌کرد که برای دخترها در غیاب خودش فکری کند، خارج از قدرتشان بود. mizan_test_en_fa sad journey must be borrowed, and feeling as if she could do anything to add to a little to the sum for her father. مادر نیاز به قرض کردن پول دارد، و احساس می‌کرد کاش می‌توانست یک کمی از این پول را فراهم می‌کرد. mizan_test_en_fa He saw the look, knit his heavy eyebrows, rubbed his hands, بنابراین پیرمرد به دیدن این عکس‌العمل خانم مارچ، ابروهای سنگین‌اش را به هم گره زد و دست‌هایش را به یکدیگر مالید، mizan_test_en_fa and marched abruptly away, saying he'd be back directly. و بعد در حالی‌که می‌گفت که زود باز می‌گردد، یکراست از خانه بیرون رفت. mizan_test_en_fa as Meg ran through the entry, with a pair of rubbers in one hand and a cup of tea in the other, تا این‌که مگ همان‌طور که یک جفت گالش در یک دستش و یک فنجان چای در دست دیگرش به طرف در ورودی می‌دوید، mizan_test_en_fa she came suddenly upon Mr. Brooke. ناگهان سینه به سینه‌ی آقای بروک که داشت وارد خانه می‌شد برخورد. mizan_test_en_fa he said, in the kind, quiet tone which sounded very pleasantly to her perturbed spirit, در این موقع آقای بروک، با لحن آرام و مهربانی که روحیه‌ی آشفته و مضطرب مگ را خیلی مطبوع کرد گفت: mizan_test_en_fa I'm very sorry to hear of this, Miss March,' من از شنیدن این خبر خیلی متأسف شدم دوشیزه مارچ. mizan_test_en_fa Mr. Laurence has commissions for me in Washington, آقای لارنس این مأموریت را به من داده است، mizan_test_en_fa and it will give me real satisfaction to be of service to her there.' و این همراهی و دادن هر نوع کمکی به مادرتان واقعا یک رضایت قلبی واقعی به من خواهد بخشید. mizan_test_en_fa enclosing the desired sum, and a few lines repeating what she had often said before, ضمیمه‌ی یادداشت مقدار پولی که تقاضا شده بود قرار داشت و دو سه سطری نیز روی یادداشت نوشته شده بود که همان صحبت‌های همیشگی عمه مارچ بود. mizan_test_en_fa and went on with her preparations, with her lips folded tightly in a way , و در حالی‌که لب‌هایش را سخت به هم می‌فشرد، دوباره سراغ تهیه و تدارک سفرش رفت. mizan_test_en_fa which Jo would have understood if she had been there. اگر جو در آن‌جا نبود، حتما می‌فهمید که مادرش از خواندن آن یادداشت چقدر عصبانی شده است. mizan_test_en_fa All other errands were done, and Meg and her mother, و تمام کارهای متفرقه‌ی دیگر نیز انجام داده شدند و بعد مگ و مادرش mizan_test_en_fa busy at some necessary needlework, while Beth and Amy goth tea, در حالی‌که ایمی و بت هم چایی می‌آوردند مشغول یک سری کارهای خیاطی خیلی ضروری شدند mizan_test_en_fa and said, rumpling up the brown bush and trying to look as if she liked it, ولی در حالی که کله‌ی قهوه‌ای‌اش را به هم زد و نامرتبش می‌کرد و سعی می‌کرد نشان دهد که آن را دوست دارد گفت: mizan_test_en_fa It doesn't affect the fate of the nation, یک موی دراز چه تأثیری در سرنوشت آدم دارد؟ mizan_test_en_fa No, I won't! ' returned Jo stoutly, feeling much relieved that her prank was not entirely condemned. جو در حالی‌که از این‌که فریب شوخی‌آمیزش، زیاد هم مورد اعتراض جدی قرار نگرفته نفس راحتی می‌کشید، با حالتی مصمم پاسخ داد: نه، هرگز پشیمان نخواهم شد! mizan_test_en_fa as they gathered about the table, در این موقع وقتی همگی به دور میز جمع شدند، mizan_test_en_fa for healthy young people can eat even in the midst of trouble. و مثل تمام جوان‌های همسن و سال که حتی اگر در غصه و اندوه غرق باشند، باز هم اشتهای خوبی دارند، شروع به خوردن کردند، mizan_test_en_fa and without stopping to think, I walked in, و بنابراین بدون لحظه‌ای تردید و درنگ، قدم به داخل مغازه گذاشتم، mizan_test_en_fa asked if they bought hair, and what they would give for mine.' و پرسیدم که آیا مو می‌خرند یا نه و برای موی من چقدر به من خواهند داد. mizan_test_en_fa for I got rather excited, and told the story in my topsy turvy way, and his wife heard, and said so kindly, چون که من تقریبا به هیجان آمده بودم و طوری با همان روش شلوغ و پلوغ خودم استان را برایش تعریف کردم که همسرش هم آن را شنید و با مهربانی گفت: mizan_test_en_fa and talk as cheerfully as they could about Mr. Brooke's kindness, و سعی کردند با خوشحالی درباره‌ی محبت آقای بروک، mizan_test_en_fa the prospect of a fine day tomorrow, و دورنمای یک روز قشنگ در آینده، mizan_test_en_fa and the happy times they would have when Father came home to be nursed. و زمانی که پدر به خانه باز می‌گردد و این که از وی چطور پرستاری خواهند کرد صحبت کنند. mizan_test_en_fa All began bravely, but broke down one by one till Beth was left alone, singing with all her heart, ابتدا همه با هم شروع به خواندن کردند، ولی یکی یکی صدا در گلویشان شکست و فقط بت بود که به تنهایی با تمام قلبش می‌خواند. mizan_test_en_fa It did not seem at all comical to Meg, جو حالتی داشت که حرفش اصلا به نظر مگ خنده‌دار نیامد، mizan_test_en_fa who kissed and caressed the afflicted heroine in the tenderest manner. و بنابراین مگ با رفتار محبت‌آمیزی شروع به بوسیدن و نوازش این قهرمان کوچک اندوهگین کرد. mizan_test_en_fa but looking so pale and worn with sleeplessness , ولی در اثر بی‌خوابی شب قبل و نگرانی چنان رنگ‌پریده و از حال رفته به‌نظر می‌رسید، mizan_test_en_fa and anxiety that the girls found it very hard to keep their resolution. که دخترها اجرای تصمیمی را که چند لحظه‌ی قبل در اتاق خودشان گرفته بودند، بسیار مشکل یافتند. mizan_test_en_fa Hope and keep busy, and whatever happens, و امیدوار و مشغول باشید، چون کار کردن خود تسکین دهنده‌ای عالی است و هر اتفاقی که افتاد، mizan_test_en_fa remember that you never can be fatherless.' فقط به خاطر داشته باشید که هرگز بی‌پدر نخواهید شد. mizan_test_en_fa as their neighbors went home to breakfast, leaving them to rest and refresh themselves, وقتی همسایه‌ها برای صبحانه به خانه‌شان رفتند، و دخترها را برای استراحت و خستگی در کردن به حال خودشان گذاشتند، mizan_test_en_fa I feel as if there had been an earthquake,' said Jo, جو گفت: من احساس می‌کنم که انگار یک زلزله اتفاق افتاده. mizan_test_en_fa They drew up to the table, exchanged their handkerchiefs for napkins, بنابراین همگی به طرف میز کشیده شده و دستمال‌هایشان را با دستمال سفره عوض کردند، mizan_test_en_fa and in ten minutes were all right again. و خلاصه بعد از ده دقیقه همه به قول هانا روبه‌راه شدند! mizan_test_en_fa Meg insisted on reading the dispatches, و مگ به عنوان سرپرست خانواده، اصرار داشت که این مخابرات روزانه را برای بقیه بخواند. mizan_test_en_fa which grew more cheerful as the week passed. با رسیدن این مخابرات روزانه، هر روز که می‌گذشت آن‌ها خوشحال‌تر و امیدوارتر می‌شدند. mizan_test_en_fa and how fortunate that Mr. Laurence's business detains him near you so long, since he is so useful to you and Father. و چقدر خوب شد که کار تجاری آقای لارنس در واشنگتن وسیله‌ای شد که آقای بروک این همه مدت آن‌جا معطل شود، mizan_test_en_fa He and Jo keep us merry, for we get pretty blue sometimes, او و جو باعث تفریح ما هستند، چون که بعضی وقت‌ها واقعا گرفته و افسرده می‌شویم، mizan_test_en_fa and feel like orphans, with you so far away. و با دور بودن تو خودمان را مثل بچه‌های یتیم احساس می‌کنیم. mizan_test_en_fa There is only room for me to send my love, از طرف من بهترین سلام‌ها را به پدر رسانده، mizan_test_en_fa and some pressed pansies from the root I have been keeping safe in the house for Father to see. و به او بگو یک دسته بنفشه تو خانه خشک کرده‌ام و نگه داشته‌ام تا وقتی به خانه می‌آید به او بدهم. mizan_test_en_fa I read every morning, try to be good all day, من هر روز صبح مطالعه می‌کنم و چیز می‌خوانم و سعی می‌کنم تمام روز را دختر خوبی باشم، mizan_test_en_fa and sing myself to sleep with Father's tune. و وقتی شب می‌خواهم بخوابم، با لحن پدر برای خودم لالایی می‌خوانم. mizan_test_en_fa and many of her sisters' also, for they were forgetful, و به علاوه بعضی از وظایف خواهرانش، چون فراموشکار بودند، mizan_test_en_fa and the house seemed like a clock whose pendulum was gone a visiting. توسط وی انجام می‌گرفت و بنابراین خانه همچنان مثل یک ساعت منظم و مرتب به نظر می‌رسید. mizan_test_en_fa All were unconscious that this experience was a test of character, ولی همه از این موضوع غافل بودند که این تجربه، نوعی آزمون شخصیت بود، mizan_test_en_fa Ask Hannah for some nice little mess, and take it round, Beth, the air will do you good,' said Jo, جو گفت: می‌توانی از هانا خواهش کنی که یک خرده خوراکی هم تهیه ببیند و آن را با خودت ببری در ضمن یک خرده هواخوری هم برایت خوبست. mizan_test_en_fa when Beth quietly put on her hood, در این موقع بت به آرامی شنل کلاه‌دارش را پوشید، mizan_test_en_fa and there found little Beth sitting on the medicine chest, در آن‌جا چشمش به بت افتادکنار جعبه‌ی دواها روی زمین نشسته بود، mizan_test_en_fa looking very grave, with red eyes and a camphor bottle in her hand. که با چشمانی متورم و قرمز، در حالی‌که شیشه‌ی کافور را به دست داشت، mizan_test_en_fa but Lottchen said her mother had gone for a doctor, so I took Baby and let Lotty rest. و لاچن گفت که مادرش دنبال یک دکتر رفته بنابراین من بچه را تو بغلم گرفتم تا لاتی یک خرده استراحت کند. mizan_test_en_fa I looked in Mother's book, من این را توی کتاب مادر نگاه کرده، mizan_test_en_fa and saw that it begins with headache, sore throat, and queer feelings like mine, و دیدم که نوشته است این ناخوشی با سردرد، گلودرد، و یک احساس عجیبی مثل مال من شروع می‌گردد. mizan_test_en_fa You've been over the baby every day for more than a week, تو بیشتر از یک هفته با آن بچه بوده‌ای، mizan_test_en_fa and among the others who are going to have it, و بیشتر از همه این بدشانسی را داری که این ناخوشی را بگیری، mizan_test_en_fa so I'm afraid you are going to have it, Beth. من می‌ترسم آن را گرفته باشی بت من استحقاق این مجازات را دارم. mizan_test_en_fa Serve me right, selfish pig, to let you go, and stay writing rubbish myself! خوک خودخواه تو چطور اجازه دادی این طفلک بیچاره یک هفته پیش آن بچه برود و خودت نشستی آن آشغال‌ها را نوشتی. mizan_test_en_fa Amy rebelled outright, and passionately declared that she had rather have the fever than go to Aunt March. ولی ایمی به محض فهمیدن موضوع قرنطینه، بی‌درنگ دست به شورش زد و با کج‌خلقی اعلام کرد که تقریبا ترجیح می‌دهد مخملک بگیرد تا این‌که به نزد عمه مارچ برود. mizan_test_en_fa Amy protested that she would not go, وقتی خواهش و تمنا و در پی آن دعوا و مرافعه و اوقات تلخی فایده‌ای نبخشید، mizan_test_en_fa and Meg left her in despair to ask Hannah what should be done. مگ با کمال ناامیدی احساس کرد که مجبور است بازگردد، mizan_test_en_fa You go to Aunt March's, and I'll come and take you out every day, تو می‌روی منزل عمه مارچ و من هر روز می‌آیم تو را می‌برم، mizan_test_en_fa driving or walking, and we'll have capital times. سورای یا گردش و حتما خیلی بهمان خوش خواهد گذشت و اوقات خوبی خواهیم داشت. mizan_test_en_fa The old lady likes me, and I'll be as sweet as possible to her, او پیرزن هم مرا دوست دارد و ما سعی خواهیم کرد که خیلی با او خوب باشیم، mizan_test_en_fa so she won't peck at us, whatever we do.' و بنابراین هر کاری بکنیم، او از ما ایراد نخواهد گرفت و غر نخواهد زد. mizan_test_en_fa and Amy, feeling very precious and self sacrificing, و ایمی نیز در حالی‌که خیلی احساس از خودگذشتگی و فداکاری بهش دست داده بود، mizan_test_en_fa promised to go, if the doctor said Beth was going to be ill. قول داد که اگر دکتر بگوید که بت به مخملک دچار گردیده است، به منزل عمه مارچ برود. mizan_test_en_fa and Hannah knows just what to do, and Mother said we were to mind her, و هانا می‌داند که چه کار باید بکند و فرض کنید که مادر در جواب نوشت که مواظب او باشیم، mizan_test_en_fa so I suppose we must, but it doesn't seem quite right to me.' خوب ما هم همین کار را داریم می‌کنیم. mizan_test_en_fa but he thought she would have it lightly, though he looked sober over the Hummel story. و در حالی‌که از شنیدن داستان هومل‌ها، موقر و ساکت به نظر می‌رسید، با اندکی امیدواری احتمال داد که ظاهرا وی به طور حفیف این ناخوشی را خواهد گرفت. mizan_test_en_fa squalled Polly, dancing on her perch, پولی از آن طرف، ظاهرا چون باز هم لاری از عقب نیشگونش گرفته بود، mizan_test_en_fa and clawing at the old lady's cap as Laurie tweaked him in the rear. در حالی‌که روی پایه‌اش ورجه و ورجه می‌کرد و به کلاه پیرزن پنجه می‌کشید، از حرصش فریاد زد mizan_test_en_fa cried Polly, tumbling off the chair with a bounce, and running to peck the rattlepated' boy, who was shaking with laughter at the last speech. در این موقع پولی از جایش پرید و در حالی‌که می‌خواست اون پسره‌ی بی‌مغز را که از خنده دلش را گرفته بود نوک بزند، وسط حرف پیرزن پرید و فریاد زد mizan_test_en_fa Then it was that Jo, living in the darkened room, بعد هم، این جو بود که در حالی‌که در آن اتاق تاریک، mizan_test_en_fa with that suffering little sister always before her eyes, که خواهر کوچکش با رنج و درد جلو چشمانش دراز کشیده بود، mizan_test_en_fa learned to see the beauty and to sweetness of Beth's nature, تازه پی به زیبایی و شیرینی سیرت بت می‌برد و می‌فهمید، mizan_test_en_fa to feel how deep and tender a place she filled in all hearts, که این دختر کوچک چه جای عمیق و حساسی را در قلب‌ها پر کرده است. mizan_test_en_fa Meanwhile she lay on her bed with old Joanna at her side, در این احوال، بت جوانای پیرش را در کنار خود خوابانده، mizan_test_en_fa for even in her wanderings she did not forget her forlorn protege. و حتی در این حال نیز نشان می‌داد که تحت‌الحمایه افلیج خود را فراموش نکرده است. mizan_test_en_fa She longed for her cats, او دلش برای گربه‌هایش تنگ شده بود، mizan_test_en_fa but would not have them brought, lest they should get sick, ولی آن‌ها اجازه نداشتند که نزد وی آورده شوند تا مبادا آن‌ها هم مریض شوند، mizan_test_en_fa and in her quiet hours she was full of anxiety about Jo. و در ساعات ساکتش حتی نگران جو نیز بود. mizan_test_en_fa Meg kept a telegram in her desk all ready to send off at any minute, and Jo never stirred from Beth's side. و مگ همیشه یک تلگرام آماده توی کشوش داشت که هر دقیقه لازم باشد، آن را مخابره نماید و بالاخره جو نیز لحظه‌ای از پهلوی تخت بت دور نمی‌شد. mizan_test_en_fa and Jo, standing with a pale face for a minute, و جو هم بعد از این‌که برای یک دقیقه با صورتی پریده رنگ ایستاد، mizan_test_en_fa ran to the parlor, snatched up the telegram, and throwing on her things, rushed out into the storm. به اتاق نشیمن دویده و تلگرام را بیرون کشید و سپس با عجله چیزهایش را برداشته و توی طوفان بیرون دوید. mizan_test_en_fa She was soon back, and while noiselessly taking off her cloak, سپس به زودی برگشته و در حالی که بی سروصدا داشت بالاپوشش را در می‌آورد، mizan_test_en_fa Laurie came in with a letter, saying that Mr. March was mending again. لاری با یک نامه از در وارد شد و خبر داد که آقای مارچ دوباره حالش بهبود یافته. mizan_test_en_fa Jo read it thankfully, جو با تشکر نامه را خواند، mizan_test_en_fa but the heavy weight did not seem lifted off her heart, and her face was so full of misery, ولی به نظر می‌رسید که هنوز آن بار سنگین از دوشش برداشته نشده است و صورتش طوری پر از ناراحتی و غصه بود mizan_test_en_fa Laurie drew his hand across his eyes, لاری دستش را به چشمش کشید، mizan_test_en_fa but could not speak till he had subdued the choky feeling in his throat and steadied his lips. ولی تا لحظه‌ای که بالاخره موفق شد بغض گلویش را فرو خورد و لرزش لبانش را آرام سازد، نتوانست حرفی بزند. mizan_test_en_fa I'll send my bill, by and by, من صورت‌حساب خود را برایت خواهم فرستاد، mizan_test_en_fa and tonight I'll give you some thing that will warm the cockles of your heart better than quarts of wine,' و امشب چیزی به تو خواهم داد که حتی بیشتر از یک گالن شراب قلبت را گرم خواهد کرد! mizan_test_en_fa Tell me all about it, and don't give me wine again, it makes me act so.' همه چیز را درباره‌ی آن برایم بگو و هرگز هم دیگر شراب به من نده، چون باعث می‌شود که این طور اعمال احمقانه از من سر بزند. mizan_test_en_fa I shall go for her, and you've only got to bottle up your rapture, من دنبال او خواهم رفت و تو فقط سعی کن زیاد از خود بی‌خود نشوی، mizan_test_en_fa and keep Beth quiet till that blessed lady gets here.' و تا زمانی که آن بانوی عزیز به خانه برسد، مواظب بت باشی. mizan_test_en_fa said Laurie, looking mischievous, a thing he had not done for a fortnight, لاری با شیطنت نگاهی به جو انداخت کاری که دو هفته بود نکرده بود و گفت: mizan_test_en_fa Fly at me again,I rather liked it,' هی دوباره روی کله‌ام بپر، من از این کار اتفاقا خوشم آمد. mizan_test_en_fa said Hannah, with an air of relief, when Jo told the good news, بعد موقعی که جو آن اخبار خوب را برای هانا برد، هانا در حالی‌که نفس راحتی می‌کشید گفت: mizan_test_en_fa That's the interferingest chap I ever see, but I forgive him and do hope Mrs. March is coming right away,' تا حالا نخود هر آشی مثل این بچه ندیدم، ولی اونو می‌بخشم و امیدوارم که خانوم امشب به موقع از راه برسن. mizan_test_en_fa A breath of fresh air seemed to blow through the house, به‌نظر می‌رسید که در عرض همین نیم‌ساعت گذشته، یک حالت تازگی و نشاط سراسر خانه را در خود گرفته بود، mizan_test_en_fa and something better than sunshine brightened the quiet rooms. و چیزی بهتر از نور آفتاب، اتاق‌های تاریک آن را روشن کرده بود. mizan_test_en_fa with that dreadful sense of powerlessness which comes to us in hours like those, چون که در حالی‌که با آن احساس ناتوانی دردناکی در این جور مواقع به سراغ انسان می‌آید، mizan_test_en_fa for no sleep came to them as they kept their watch, به انتظار خود ادامه می‌دادند و هرگز خواب به چشمانشان راه نیافت. mizan_test_en_fa and anxious fears of delay in the storm, و کم‌کم نگرانی حاصل از این تأخیر که یا در اثر طوفان، mizan_test_en_fa or accidents by the way, or, worst of all, a great grief at Washington, haunted the girls. یا در اثر حادثه‌ای در راه، و یا از همه بدتر، وقوع حادثه غم‌انگیزی در واشنگتن بود، ترس به جان دخترهای بیچاره ریخت. mizan_test_en_fa for both crept into the dark hall, and, sitting on the stairs, چون در این لحظه آن‌ها با خوشحالی به داخل سرسرای تاریک خزیده و در حالی‌که روی پله‌ها می‌نشستند، mizan_test_en_fa held each other close, rejoicing with hearts too full for words. همدیگر را در آغوش کشیده و به گریه افتادند. mizan_test_en_fa and now I mean to put it in my vase here, و من حالا قصد دارم آن را توی گلدان کنار تختخوابش بگذارم، mizan_test_en_fa so that when the darling wakes, the first thing she sees will be the little rose, and Mother's face.' تا وقتی بت عزیز چشمانش را باز می‌کند، اولین چیزی که ببیند، این رز زیبا و صورت مادر باشد. mizan_test_en_fa Never had the sun risen so beautifully, آفتاب هرگز به این زیبایی که حالا در مقابل چشمان خسته و خواب‌آلودشان جلوه می‌کرد، در نیامده بود، mizan_test_en_fa and never had the world seemed so lovely as it did, و دنیا هرگز به این اندازه دوست‌داشتنی نبود. mizan_test_en_fa said Meg, smiling to herself, as she stood behind the curtain, watching the dazzling sight, مگ در حالی‌که پشت پرده‌ی پنجره‌ی اتاق ایستاده بود و منظره‌ی خیره‌کننده‌ی بیرون را تماشا می‌کرد، با خود خنده‌ای کرد و اظهار داشت: mizan_test_en_fa It looks like a fairy world,' مثل دنیای پریان به نظر می‌رسد. mizan_test_en_fa and for the first time in her life, و برای اولین بار در تمام زندگی‌اش، mizan_test_en_fa realized how much she was beloved and petted at home. متوجه این نکته می‌شد که چقدر در خانه‌ی خودشان عزیز و مورد توجه و ناز و نوازش بوده است. mizan_test_en_fa and can hide wise lessons under pleasant plays, و ضمنا با این وجود آدم‌ها اگر بخواهند نصیحتی هم بکنند، mizan_test_en_fa giving and receiving friendship in the sweetest way. طوری این را با حالت مطبوعی انجام می‌دهند که با حالتی دوستانه و شیرین از طرف جوان‌ها پذیرفته می‌شوند. mizan_test_en_fa the old lady felt it her duty to try and counteract, پیرزن به نظر خودش سعی می‌کرد تا آن‌جایی که ممکن است، mizan_test_en_fa as far as possible, the bad effects of home freedom and indulgence. اثرات بد آزادی و اغماض‌های توی خانه‌ی برادرش را از بین برده و ایمی را کمی اصلاح نماید. mizan_test_en_fa So she took Amy by the hand, بنابراین کاملا ایمی را توی دستش گرفته، mizan_test_en_fa and taught her as she herself had been taught sixty years ago, و با همان روشی او را تعلیم می‌داد که خودش در شصت سال پیش مورد تعلیم قرار گرفته بود! mizan_test_en_fa a process which carried dismay to Amy's soul, به طوری که با این رفتارش طفلکی ایمی را دستخوش دلتنگی و آزردگی کرده و باعث شده بود، mizan_test_en_fa and made her feel like a fly in the web of a very strict spider. که دخترک احساس کند حالت پروانه‌ای را دارد که در چنگال یک عنکبوت خیلی سخت‌گیر گرفتار شده باشد. mizan_test_en_fa and all the furniture had claw legs and much carving, و به علاوه پایه‌های مبل و صندلی‌های عتیقه و دمده‌ی اتاق که به شکل کله‌ی حیوانات بود، mizan_test_en_fa which was never dusted to suit. دارای کنده‌کاری‌های زیادی بودند که هیچ‌وقت نمی‌شد به راحتی گردگیری‌شان کرد. mizan_test_en_fa After these tiresome labors, she must do her lessons, بعد از این کارهای خسته کننده، او باید درس‌هایش را انجام می‌داد، mizan_test_en_fa which was a daily trial of every virtue she possessed. که عبارت بودند از دریافت یک‌سری سخنرانی درباره‌ی فضائل و کمالات هر روز خدا. mizan_test_en_fa Laurie came every day, and wheedled Aunt March till Amy was allowed to go out with him, لاری هر روز می‌آمد و عمه مارچ را کمی روی صندلی‌اش گردش می‌داد تا به ایمی اجازه دهد، mizan_test_en_fa when they walked and rode and had capital times. که همراه او برای گردش و یا سواری برود، که این تنها اوقات خوش ایمی به شمار می‌رفت. mizan_test_en_fa for he soon felt that she did not admire him, چون طوطی که در عرض همان یکی دو روز اول فهمیده بود که دخترک خیلی محلش نمی‌گذارد، ا mizan_test_en_fa and revenged himself by being as mischievous as possible. ز در انتقام درآمده و تا جایی که می‌توانست شیطنت و بدجنسی می‌کرد. mizan_test_en_fa The cook was bad tempered, the old coachman was deaf, آشپز آدم خیلی بدخلقی بود و کالسکه‌چی پیر هم گوشش سنگین بود، mizan_test_en_fa and Esther the only one who ever took any notice of the young lady. و بنابراین در این خانه فقط استر بود که توجه خانم جان را به خود جلب می‌کرد. mizan_test_en_fa Esther was a Frenchwoman, who had lived with Madame', استر یک زن فرانسوی بود که از زمانی که به خدمت خانم مارچ در آمده بود، mizan_test_en_fa as she called her mistress, for many years, and who rather tyrannized over the old lady, یعنی از سال‌ها پیش با او زندگی می‌کرد و از اطرافیان وی تنها کسی بود که تقریبا به پیرزن حکومت می‌کرد. mizan_test_en_fa but Aunt March ordered her to change it, ولی عمه مارچ دستور داده بود که اسمش را عوض کند، mizan_test_en_fa and she obeyed, on condition that she was never asked to change her religion. و او هم به شرطی این دستور را اطاعت کرده بود که هیچ‌وقت پیرزن مجبورش نکند که دینش را هم عوض کند! mizan_test_en_fa little pigeonholes, and secret places, in which were kept all sorts of ornaments, خانه‌های کوچک و گوشه‌های مخفی بود که در آن انواع و اقسام زیورآلات قرار داشت، mizan_test_en_fa some precious, some merely curious, all more or less antique. که بعضی گرانبها، برخی فقط جالب و روی هم رفته همگی عتیقه بودند. mizan_test_en_fa replied Amy, looking with great admiration at a string of gold , و ایمی در حالی‌که مثل همیشه با اشتیاق و تحسین به آن زنجیر طلایی، mizan_test_en_fa and ebony beads from which hung a heavy cross of the same. با مهره‌های آبنوس و صلیب جواهرنشان در وسط آن نگاه می‌کرد پاسخ داد mizan_test_en_fa It would be excellent and charming, بله، و این موضوع حتما خیلی برایت جذاب خواهد بود و اگر دوست داشته باشی، mizan_test_en_fa and I shall gladly arrange the little dressing room for you if you like it. من با کمال خوشحالی حاضرم آن اتاقک رختکن را برایت ترتیب بدهم. mizan_test_en_fa Esther fitted up the closet with a little table, استر هم اتاق صندوقخانه را با گذاردن یک میز و یک صندلی، mizan_test_en_fa placed a footstool before it, and over it a picture taken from one of the shut up rooms. برای ایمی درست کرده بود که در روی میز هم قاب عکسی را که از یکی از آن اتاق‌های دربسته آورده بود، گذارده بود. mizan_test_en_fa for being left alone outside the safe home nest, چون با تنها بودن و دور ماندن از محیط مهربان خانه، mizan_test_en_fa she felt the need of some kind hand to hold by so sorely احساس می‌کرد که به دستی که این‌طور با مهربانی به جانب وی دراز شده خیلی نیازمند است، mizan_test_en_fa Amy felt relieved and laid it by to show Laurie, ایمی نفس راحتی کشید و چون قصد داشت لاری نیز دومین شاهد وصیتنامه‌اش باشد، mizan_test_en_fa whom she wanted as a second witness. تا آمدن لاری آن را به دقت توی کشو میزش گذاشت تا نشانش بدهد. mizan_test_en_fa I couldn't help laughing, which made Poll swear, که من نتوانستم جلو خنده‌ام را بگیرم و این کار کفر پولی را درآورده، mizan_test_en_fa and Aunt woke up and scolded us both.' و باعث شد که عمه مارچ از خواب بپرد و هر دو تایمان را دعوا کند. mizan_test_en_fa The last name was written in pencil, این اسم آخری، با مداد نوشته شده بود، mizan_test_en_fa and Amy explained that he was to rewrite it in ink and seal it up for her properly. و ایمی توضیح داده که دوباره آن را با مرکب خواهد نوشت، و آن را مهر خواهد کرد. mizan_test_en_fa asked Laurie soberly, as Amy laid a bit of red tape, لاری بعد از تمام کردن وصیتنامه، همان‌طور که ایمی داشت تکه‌ای قیطان قرمز، mizan_test_en_fa with sealing wax, a taper, and a standish before him. و چسب مهر و موم و همچنین یک شمع مومی و یک دوات را جلو او می‌گذاشت، با قیافه‌ای موقر پرسید mizan_test_en_fa Laurie was signing and sealing as he spoke, لاری همان طور که داشت صحبت می‌کرد، ضمنا مشغول امضا کردن و مهر و موم کردن نیز بود، mizan_test_en_fa and did not look up till a great tear dropped on the paper. بنابراین سرش را بالا نکرد تا قطره‌ی درشت اشکی را که بی‌اختیار روی کاغذ وصیتنامه چکید ببیند. mizan_test_en_fa she only smiled and nestled close in the loving arms about her, فقط لبخندی زد و در حالی‌که احساس می‌کرد بالاخره آرزویش برای دیدن مادر برآورده شده است، mizan_test_en_fa feeling that the hungry longing was satisfied at last. توی بازوان مهربانی که به رویش گشوده شده بود خزید. mizan_test_en_fa for everyone slept, spent with watching, چون همه خسته از شب‌زنده‌داری و نگرانی و هیجان، هنوز در خواب بودند، mizan_test_en_fa and a Sabbath stillness reigned through the house, و نوعی آرامش مخصوص روز یکشنبه، تمام خانه را در خود گرفته بود. mizan_test_en_fa waking often to look at, touch, and brood over her child, like a miser over some recovered treasure. در حالی‌که دائما بیدار می‌شد و بت را نگاه می‌کرد و لمسش می‌نمود، مثل آدم حریصی که مراقب گنج قیمتی‌اش باشد، چهار چشمی مواظب بچه‌اش بود. mizan_test_en_fa when the old lady heartily agreed in Laurie's opinion, موقعی که بانوی پیر از ته دلش واقعا با لاری هم‌عقیده شد، mizan_test_en_fa that she behaved like a capital little woman'. که وی در این مدت مثل یک بانوی کوچک بسیار خوب رفتار کرده است، mizan_test_en_fa while Aunt March had pulled down the curtains , و عمه مارچ نیز در حالی‌که پیرده‌ها را کشیده است بدون این‌که کاری انجام دهد، mizan_test_en_fa and sat doing nothing in an unusual fit of benignity. همان‌طور بی‌صدا روی صندلی‌اش نشسته و برخلاف معمول، حالت خیلی مهربانی دارد. mizan_test_en_fa After a while, they began to think he was not going to wake up till night, بعد از چند دقیقه‌ای، ایمی و عمه مارچ فکر کردند که اصلا شاید امروز پسرک تا شب هم نتواند ایمی را به گردش ببرد، mizan_test_en_fa and I'm not sure that he would, و من هم مطمئن نیستم که او قادر می‌بود. mizan_test_en_fa They were alone together in the chapel, آن‌ها توی نمازخانه‌ی کوچک ایمی تنها بودند، mizan_test_en_fa to which her mother did not object when its purpose was explained to her. و مادرش هنوز نمی‌دانست که این اتاق کوچک برای چیست تا این‌که ایمی منظور از آن را برایش توضیح داد. mizan_test_en_fa There are a good many hard times in this life of ours, توی زندگی، بعضی لحظات واقعا سختی وجود دارند، mizan_test_en_fa but we can always bear them if we ask help in the right way. ولی اگر از صمیم قلب و با تمام وجود از خداوند طلب کمک شود، می‌شود آن‌ها را به خوبی تحمل نمود mizan_test_en_fa She called me to her and kissed me, and put it on my finger, او مرا نزد خود صدا زد و صورتم را بوسید و آن را به انگشت من کرد، mizan_test_en_fa and said I was a credit to her, and she'd like to keep me always. و گفت که به من افتخار می‌کند و دلش می‌خواهد که بتواند همیشه مرا نزد خود نگه دارد. mizan_test_en_fa Amy looked so earnest and sincere about it that her mother stopped laughing, و ایمی، چنان مشتاق و صمیمی به نظر می‌رسید که مادرش دست از خندیدن کشید، mizan_test_en_fa and listened respectfully to the little plan. و با احترام گوش به سخنرانی کوچک و معصومانه‌ی دخترش داد. mizan_test_en_fa ' cried Jo, with a funny mixture of interest and contempt, جو با قیافه‌ی خنده‌داری که مخلوطی از علاقه و تحقیر و توهین بود فریاد کرد: mizan_test_en_fa Mercy me! I don't know anything about love and such nonsense! اوه، پناه بر خدا! من هیچ‌وقت چیزی درباره‌ی عشق و این‌جور مزخرفات سرم نمی‌شود! mizan_test_en_fa He only wanted our leave to love her and work for her, او فقط از ما خواست که اجازه دهیم مگ را دوست داشته باشد و برای خاطر وی کار نماید، mizan_test_en_fa and the right to make her love him if he could. و اگر مگ نیز از وی خوشش بیاید، به مگ نیز اجازه دهیم که وی را دوست داشته باشد. mizan_test_en_fa and she'll go and fall in love, و عاشق این مردک خواهد شد، mizan_test_en_fa and there's an end of peace and fun, and cozy times together. و بنابراین برای همیشه این خوشی و تفریح ما هم پایان خواهد پذیرفت و آن اوقات خودمانی که با هم داشتیم mizan_test_en_fa and make a hole in the family, و بدین ترتیب یک حفره‌ی خالی در خانواده به جای خواهد ماند، mizan_test_en_fa but I do want to keep my girls as long as I can, ولی راستش من دلم می‌خواهد دخترانم را تا آن‌جایی که ممکن است بیشتر توی خانه نگه دارم، mizan_test_en_fa If rank and money come with love and virtue, اگر پول و مقام با عشق و فضائل انسانی توأم باشد، mizan_test_en_fa also, I should accept them gratefully, and enjoy your good fortune, من آن را با شکر به درگاه خداوند قبول خواهم کرد و از آینده‌ی خوب هرکدام از شما لذت خواهم برد. mizan_test_en_fa for if I am not mistaken, she will be rich in the possession of a good man's heart, زیرا اگر اشتباه نکنم، او از این نظر که صاحب قلب یک مرد خوب خواهد شد، زن ثروتمندی خواهد بود، mizan_test_en_fa Then he's rich and generous and good, and loves us all, به‌علاوه او هم ثروتمند و هم دست و دلباز است و همه‌ی ما را هم دوست دارد. mizan_test_en_fa Well, I won't, but I hate to see things going all crisscross and getting snarled up, when a pull her and a snip there would straighten it out. بسیار خوب من دیگر این کار را نخواهم کرد ولی نفرت دارم از این‌که ببینم همه چیز این طور وارونه و عوضی از آب در بیاید. mizan_test_en_fa replied Mrs. March, returning the look with a keen one. خانم مارچ نگاه مهربانی به وی انداخت و گفت: mizan_test_en_fa Yes, he has been like a son to us, and we are very fond of him,' بله او نسبت به ما مثل یک پسر رفتار کرد و ما خیلی او را دوست داریم. mizan_test_en_fa The kiss her mother gave her was a very tender one, بعد هم هنگامی که مگ صورت مادرش را بوسید، mizan_test_en_fa and as she went away, Mrs. March said, with a mixture of satisfaction and regret, آن‌قدر این بوسه لطیف و محبت‌آمیز بود که وقتی مگ داشت از اتاق بیرون می‌رفت، مادرش با رضایتی توأم با افسوس به خود گفت mizan_test_en_fa Feeling indignant that he was not taken into his tutor's confidence, ولی با رنجیدگی ناشی از این‌که چرا معلم سرخانه‌اش او را محرم اسرار خود ندانسته، mizan_test_en_fa he set his wits to work to devise some proper retaliation for the slight. تمام هوش و ذکاوت خود را به کار بست و نقشه کشید که به طریقی تلافی این حقیرشماری و بی‌اعتنایی از طرف معلمش را در بیاورد. mizan_test_en_fa I caught her singing that song he gave her, به علاوه من او را در حال خواندن آن آوازی که بروک به وی یاد داده بود غافلگیر کردم، mizan_test_en_fa and once she said John', as you do, و یک بار هم آن‌طوری که تو عادت داری بگویی گفت: جان mizan_test_en_fa Mrs. March and Jo were deep in their own affairs, خانم مارچ و جو سخت مشغول کارهایشان بودند mizan_test_en_fa when a sound from Meg made them look up to see her staring at her note with a frightened face. که به صدای فریادی از جانب مگ سرشان را بالا کردند مگ با قیافه‌ای متوحش به نامه‌ای که در دست داشت خیره شده بود. mizan_test_en_fa Meg's mild eyes kindled with anger as she pulled, چشمان ملایم و مهربان مگ از خشم زبانه می‌کشید، mizan_test_en_fa a crumpled note from her pocket and threw it at Jo, saying reproachfully, و یک نامه‌ی مچاله شده را از توی جیبش بیرون کشید و آن را به طرف جو انداخت و سرزنش‌کنان گفت: mizan_test_en_fa and while I was deciding what to say, و در حالی‌که تصمیم می‌گرفتم که چه جوابی بدهم، mizan_test_en_fa I felt like the girls in books, who have such things to do. خودم را مثل دخترهای توی داستان‌ها تصور می‌کردم. mizan_test_en_fa I only said I was too young to do anything about it yet, من فقط جواب دادم که من هنوز خیلی برای هر کاری جوان هستم، mizan_test_en_fa that I didn't wish to have secrets from you, and he must speak to father. و همچنین میل ندارم که هیچ رازی را از تو پنهان کنم و او باید در این باره حتما با پدر صحبت نماید. mizan_test_en_fa I was very grateful for his kindness, and would be his friend, من پاسخ دادم که خیلی از محبت او ممنون هستم و دوست او خواهم بود، mizan_test_en_fa but nothing more, for a long while.' و فعلا برای یک مدت طولانی نمی‌توانم چیزی غیر از یک دوست برایش باشم. mizan_test_en_fa Mrs. March smiled, as if well pleased, خانم مارچ انگار که خیلی با این جواب خشنود شده باشد، mizan_test_en_fa and Jo clapped her hands, exclaiming, with a laugh, لبخندی به لب آورد و جو هم دست‌هایش را به هم زده و با خنده گفت: mizan_test_en_fa telling me that he never sent any love letter at all, او نوشت که هرگز اصلا یک چنین نامه‌ی عاشقانه‌ای برای من نفرستاده است، mizan_test_en_fa and is very sorry that my roguish sister, Jo, should take liberties with our names. و به خاطر خواهر شیطان من جو که این طور شوخی‌اش گل کرده، خیلی متأسف است. mizan_test_en_fa Meg leaned against her mother, looking the image of despair, مگ به مادرش تکیه داده و خیلی ناراحت به‌نظر می‌رسید، mizan_test_en_fa and Jo tramped about the room, calling Laurie names. و جو نیز در حالی‌که باز هم نام لاری را به زبان می‌آورد، طول و عرض اتاق را می‌پیمود. mizan_test_en_fa Do you love him enough to wait till her can make a home for you, آیا تو هم به قدر کافی او را دوست داری تا صبر کنی که برایت یک خانه و زندگی درست کند، mizan_test_en_fa or will you keep yourself quite free for the present?' یا این‌که دلت می‌خواهد فعلا کاملا آزاد باشی و تعهدی نداشته باشی؟ mizan_test_en_fa If John doesn't know anything about this nonsense, بنابراین اگر جان چیزی درباره‌ی این مزخرفات نمی‌داند، mizan_test_en_fa don't tell him, and make Jo and Laurie hold their tongues. چیزی به او نگو مادر، و جو و لاری را هم وادار کن تا زبانشان را نگه دارند. mizan_test_en_fa The instant Laurie's step was heard in the hall, در این موقع که طنین صدای قدم‌های سراسیمه‌ی لاری در سرسرا پیچید، mizan_test_en_fa Meg fled into the study, and Mrs. March received the culprit alone. مگ تو کتابخانه پرید و خانم مارچ به تنهایی متهم را به حضور پذیرفت. mizan_test_en_fa but he knew the minute he saw Mrs. March's face, ولی به محض این‌که چشم لاری به قیافه‌ی خانم مارچ افتاد، mizan_test_en_fa and stood twirling his hat with a guilty air which convicted him at once. علت این احضار را فهمید و در حالی‌که کلاهش را توی دستش می‌چرخاند، با قیافه‌ای گناهکار که فورا وی را لو داد، جلو خانم مارچ ایستاد. mizan_test_en_fa Jo was dismissed, but chose to march up and down the hall like a sentinel, جو از اتاق مرخص گردید، ولی مثل یک نگهبان که بترسد مبادا زندنی‌اش فرار کند، mizan_test_en_fa having some fear that the prisoner might bolt. شروع کرد به قدم زدن و کشیک دادن در سراسرا. mizan_test_en_fa It was altogether abominable, and I don't deserve to be spoken to for a month, but you will, though, won't you? روی هم رفته کار خیلی زشتی بود و من سزاوار نیستمن که کسی تا یک ماه با من صحبت کند، ولی تو صحبت خواهی کرد نه مگ؟ mizan_test_en_fa Jo stood aloof, meanwhile, trying to harden her heart against him, در این ضمن، جو کناری ایستاده بود و سعی داشت خود را سنگدل نشان دهد، mizan_test_en_fa and succeeding only in primming up her face into an expression of entire disapprobation. ولی فقط موفق شده بود که قیافه‌ی شماتت‌آمیزی به خود بگیرد. mizan_test_en_fa La, no Miss, but he's had a scene with Mr. Laurie, who is in one of his tantrums about something, نه خانم ولی ایشان با آقای لاری که انگار سر چیزی خیلی پکر و کج خلق هستند، mizan_test_en_fa which vexes the old gentleman, یک بگو و مگو داشته‌اند که کفر آقای پیر را درآورده است. mizan_test_en_fa Seeing that he really was out of temper, Jo, who knew how to manage him, جو با دیدن قیافه‌ی واقعا پکر لاری چون که می‌دانست که هر وقت لاری اینطور است، mizan_test_en_fa assumed a contrite expression, and going artistically down upon her knees, چطوری باید ترتیب کار را بدهد، فورا یک قیافه‌ی پشیمان و توبه‌کار به خودش گرفت و مثل یک هنرپیشه‌ی ماهر، تعظیمی به لاری کرد mizan_test_en_fa It's no use, Jo, he's got to learn that I'm able to take care of myself, فایده‌ای ندارد، جو او باید این را یاد بگیرد که من قادر هستم از خودم مواظبت نمایم، mizan_test_en_fa and don't need anyone's apron string to hold on by. و احتیاجی ندارم که کسی پیشبند گردنم را ببندد. mizan_test_en_fa answered Laurie, who wished to make up, but felt that his outraged dignity must be appeased first, لاری که ته دلش بی‌میل نبود تا آشتی کند، ولی احساس می‌کرد که اول باید حیثیت پایمال شده‌اش برگردانده شود گفت: mizan_test_en_fa Yes, but you won't do it,' بله ولی تو نمی‌توانی این کار را بکنی. mizan_test_en_fa affected to be searching for her book, و در حالی‌که وانمود می‌کرد که دارد دنبال کتاب مورد نظرش می‌گردد، mizan_test_en_fa but was really wondering how best to introduce the dangerous object of her visit. در واقع داشت فکر می‌کرد، چطوری می‌تواند منظور خطرناک خود از این ملاقات را عنوان نماید. mizan_test_en_fa I can't get a word from him, and whesn I threatened to shake the truth out of him he bolted upstairs and locked himself into his room.' ولی نتوانستم یک کلمه حرف از وی در بیاورم و وقتی تهدیدش کردم که حقیقت را از وی بیرون خواهم کشید، از پله‌ها بالا دوید و در را روی خودش قفل کرد. mizan_test_en_fa said Mr. Laurence, rubbing up his hair till it looked as if he had been out in a gale, در این موضع آقای لارنس بعد از شنیدن داستان، در حالی‌که دستی به موهای خود می‌کشید، mizan_test_en_fa and smoothing the frown from his brow with an air of relief. و چین وسط ابروهایش را باز می‌کرد، نفس راحتی کشید و گفت mizan_test_en_fa said Jo, trying to say a kind word for her friend, جو در حالی‌که سعی می‌کرد جانب دوستش را که هنوز از یک گرفتاری و بازخواست خلاص نشده، mizan_test_en_fa who seemed to get out of one scrape only to fall into another. گیر یک بازخواست و دردسر دیگر افتاده بود بگیرد اظهار داشت: mizan_test_en_fa Jo was determined to have it out now, ظاهرا جو مصمم بود که حرفش را بزند ولو این‌که تنبیه شود، mizan_test_en_fa and tried to look quite placid, though she quaked a little after her bold speech. و با وجودی که بعد از این جمله‌ی گستاخانه‌ای که بر زبان آورده بود به خود لرزید، سعی کرد آرام و متین جلوه نماید. mizan_test_en_fa but he tries my patience past bearing, ولی او همیشه سعی می‌کند کفر مرا در بیاورد، mizan_test_en_fa and I know how it will end, if we go on so.' و من نمی‌دانم چطور این عادتش را باید از بین ببرم و آخرش به کجا خواهد کشید. mizan_test_en_fa Mr. Laurence's ruddy face changed suddenly, and he sat down, به شنیدن این هشدار، قیافه‌ی برافروخته‌ی آقای لارنس ناگهان تغییر یافته، mizan_test_en_fa with a troubled glance at the picture of a handsome man, which hung over his table. و با صورتی آزرده نگاهی به تصویر مرد خوش‌قیافه‌ای که از بالای میز کتابخانه آویزان بود انداخت. mizan_test_en_fa Jo tried to look pathetic but must have failed, جو سعی کرد خیلی ترحم‌انگیز به نظر بیاید، ولی ظاهرا می‌بایستی شکست خورده باشد، mizan_test_en_fa for Mr. Laurence began to laugh, and she knew the day was won. چون آقای لارنس شروع به خندیدن کرد و جو فهمید که برنده شده است. mizan_test_en_fa and was going quietly away, when the young gentleman slid down the banisters, بعد از چند دقیقه جو داشت بی‌صدا و آرام پایین می‌رفت که قفل در باز شد و جنتلمن جوان از نرده‌ها به پایین سر خورد، mizan_test_en_fa and waited for her at the bottom, و در انتهای پله‌ها منتظر دختر ایستاد و وقتی جو به او رسید، mizan_test_en_fa as he went to partake of humble pie dutifully with his grandfather, آن روز بعدازظهر وقتی لاری رفت تا پوزش‌خواهی پدربزرگش را، mizan_test_en_fa who was quite saintly in temper and overwhelmingly respectful in manner all the rest of the day. که حالا دیگر کاملا خوش‌اخلاق شده بود و خیلی محترمانه رفتار می‌کرد با وظیفه‌شناسی قبول نماید، mizan_test_en_fa and once Jo, rummaging her sister's desk for stamps, و یک‌بار که جو داشت میز خواهرش را برای یافتن تمبری جستجو می‌رد، mizan_test_en_fa found a bit of paper scribbled over with the words, Mrs. John Brooke', چشمش به یک تکه کاغذ افتاد که با کلمات خانم جان بروک خطی و پر شده بود، mizan_test_en_fa Her once active limbs were so stiff and feeble , پاهای بت که زمانی آن‌قدر فرز و چالاک بودند، حالا آن‌قدر ضعیف و رنجور شده بودند، mizan_test_en_fa that Jo took her for a daily airing about the house in her strong arms. که جو روز وی را توی بازوان قوی‌اش گرفته و دوروبر خانه هوایی می‌داد. mizan_test_en_fa Laurie was equally impracticable, and would have had bonfires, لاری هم دست کمی از او نداشت و پیشنهادش خیلی غیرعملی بودن، و مثلا اگر به اختیار خودش بود، می‌خواست آتش‌بازی، mizan_test_en_fa skyrockets, and triumphal arches, if he had had his own way. موشک‌اندازی و رنگین‌کمان با شکوه و غیره به راه بیندازد. mizan_test_en_fa After many skirmishes and snubbings, امسال هم بالاخره بعد از کشمکش‌ها و تو ذوق‌زدن‌های بسیاری، mizan_test_en_fa the ambitious pair were considered effectually quenched and went about with forlorn faces, این زوج جاه‌طلب ظاهرا در حالی‌که نوکشان چیده شده بود، با قیافه‌های عبوس و اوقات تلخ پی‌کارشان رفتند، mizan_test_en_fa The Unquenchables had done their best to be worthy of the name, چون آن دو تا که در واقع نوکشان هیچ‌وقت قابل چیده شدن نبود، کار خود را کرده، mizan_test_en_fa for like elves they had worked by night and conjured up a comical surprise. و مثل دو تا جن تمام شب را زحمت کشیده بودند و یک هدیه‌ی خنده‌دار ساخته بودند. mizan_test_en_fa a perfect rainbow of an Afghan round her chilly shoulders, و یک شال روی شانه‌های سردش انداخته بود، mizan_test_en_fa and a Christmas carol issuing from her lips on a pink paper streamer. و از دهانش یک تکه کاغذ صورتی رنگ آویزان بود که یک قطعه از سرود مخصوص روز کریسمس روی آن نوشته شده بود: mizan_test_en_fa how Laurie ran up and down to bring in the gifts, و بعد لاری دوید تا هدیه‌ها را ببرد تو، mizan_test_en_fa and what ridiculous speeches Jo made as she presented them. و جو موقع تقدیم هدیه‌ها از بس حرف‌های مضحک زده بود، همه را به خنده انداخته بود. mizan_test_en_fa Jo disgraced herself by nearly fainting away, جو هم تقریبا با از حال رفتن آبروی خودش را برده بود، mizan_test_en_fa and had to be doctored by Laurie in the china closet. به طوری که لاری مجبور شد او را به قفسه‌ی ظروف تکیه دهد و نگهش دارد. mizan_test_en_fa for the full hearts overflowed, washing away the bitterness of the past, چون که همه‌ی دل‌های پر به یکباره لبریز شده بود و اشک‌ها تلخی گذشته را شسته، mizan_test_en_fa and leaving only the sweetness of the present. و فقط شیرینی هدیه‌ای که دریافت داشته بودند بر جای ماند. mizan_test_en_fa which she had forgotten to put down when she rushed up from the kitchen. اصلا آن‌طور که با عجله از توی آشپزخانه داشت به اتاق نشیمن شیرجه می‌رفت، یادش رفته بود که باید بوقلمون را روی میز بگذارد. mizan_test_en_fa how devoted Brooke had been, and how he was altogether a most estimable and upright young man. وی همچنین شرح داد که چطور آقای بروک وفادارانه در تمام این مدت از وی پرستاری کرده و وری هم رفته چقدر جوان لایق و نیکوکاری است. mizan_test_en_fa Also why Mrs. March gently nodded her head and asked, همچنین چرا خانم مارچ در پاسخ این نگاه، سرش را به آرامی تکان داد، mizan_test_en_fa rather abruptly, if he wouldn't like to have something to eat. و با حالتی که تقریبا ربطی به موضوع نداشت، پرسید آیا شوهرش میل دارد چیزی بخورد یا نه mizan_test_en_fa The fat turkey was a sight to behold, when Hannah sent him up, stuffed, browned, and decorated. منظره‌ی بوقلمون سرخ کرده وقتی هانا آن را سر میز فرستاد، خیلی تماشایی بود یک بوقلمون قهوه‌ای خوش‌رنگ شکم‌پر و تزیین یافته با انواع و اقسام خوراکی‌ها. mizan_test_en_fa Mr. Laurence and his grandson dined with them, also Mr. Brooke, آقای لارنس و نوه‌اش هم به شام دعوت شده بودند و همین‌طور هم آقای بروک، mizan_test_en_fa at whom Jo glowered darkly, to Laurie's infinite amusement. که وجود مهمان اخیر باعث شده بود که کفر جود در آید و این موضوع کلی باعث تفریح لاری گردید. mizan_test_en_fa Two easy chairs stood side by side at the head of the table, in which sat Beth and her father, دو صندلی راحتی پهلو به پهلو در بالای میز شام گذاشته شده بود که در دروی آن‌ها پدر و بت نشسته بودند، mizan_test_en_fa feasting modestly on chicken and a little fruit. و با قناعت به خوراک جوجه و اندکی میوه بقیه را همراهی می‌کردند. mizan_test_en_fa said Meg, smiling at the fire, and congratulating herself on having treated Mr. Brooke with dignity. مگ در حالی که رو به آتش داشت و لبخند می‌زد و از این که با وقار تمام با بروک رفتار کرده بود به خودش تبریک می‌گفت پاسخ داد، mizan_test_en_fa observed Amy, watching the light shine on her ring with thoughtful eyes, ایمی نیز در حالی که با نگاهی متفکر به برق انگشتری که در دست داشت خیره شده بود پاسخ داد: mizan_test_en_fa I'm glad it's over, because we've got you back, ' whispered Beth, who sat on her father's knee. از آن طرف بت همان‌طور که روی زانوی پدرش نشسته بود، نجواکنان پاسخ داد: من خوشحالم که سال زودتر تمام شد چون تو پیش ما برگشتی پدر. mizan_test_en_fa he pointed to the roughened forefinger, a burn on the back, و در حالی‌که به پوست خشن انگشت سبابه، یک سوختگی در پشت آن، mizan_test_en_fa and two or three little hard spots on the palm. و به چند تا پینه‌ی کوچک در کف دست اشاره می‌کرد اظهار داشت: mizan_test_en_fa A burnt offering has been made to vanity, این سوختگی حکایت از یک از خودگذشتگی دارد، mizan_test_en_fa this hardened palm has earned something better than blisters, و این کف دست خشن چیزهایی را خیلی بهتر از چند تا پینه‌ی کوچک به دست آورده است mizan_test_en_fa He laughed and looked across at the tall girl who sat opposite, او لبخندی زد و نگاهی به دخترک قدبلندی که روبه‌رویش نشسته بود انداخت که بر خلاف همیشه، mizan_test_en_fa with and unusually mild expression in her face. حالتی ملایم توأم با آرامش از چهره‌ی قهوه‌ای رنگش مشهود بود. mizan_test_en_fa I rather miss my wild girl, من حالا دیگر تقریبا آن دخترک وحشی و سرکش خود را از دست داده‌ام، mizan_test_en_fa but if I get a strong, helpful, tenderhearted woman in her place, I shall feel quite satisfied. ولی در عوض یک خانم جوان خوش‌قلب، قوی و دلسوز را به دست آورده‌ام. mizan_test_en_fa but I do know that in all Washington , ولی این را می‌دانم که در تمام واشنگنتن، mizan_test_en_fa I couldn't find anything beautiful enough to be bought with the five and twenty dollars my good girl sent me.' نتوانستم چیزی را قشنگ‌تر از آن بیست و پنج دلاری که دخترک خوبم برای من فرستاده بود پیدا کنم و برایش بخرم mizan_test_en_fa I also observe that she does not fret much nor look in the glass, همچنین متوجه شدم که دیگر مثل گذشته کج‌خلق نمی‌شود و زیاد توی آینه به خودش نگاه نمی‌کند، mizan_test_en_fa and has not even mentioned a very pretty ring which she wears, و حتی راجع به انگشتر زیبایی که به دستش دارد، زیاد صحبت نمی‌کند mizan_test_en_fa neglecting everything to look at, wait upon, and listen to the new invalid, و همه چیز را فراموش کرده بودند و فقط گوش به داستان‌ها و تعریف‌های این تازه‌وارد داشتند، mizan_test_en_fa who was in a fair way to be killed by kindness. که از فرط محبت کردن‌های آن‌ها تقریبا کلافه شده بود. mizan_test_en_fa Jo had sudden fits of sobriety, ولی جو ظاهرا با هوشیاری معنی این نگاه‌ها را می‌فهیمد، mizan_test_en_fa and was seen to shake her fist at Mr. Brooke's umbrella, which had been left in the hall. چون که گاه‌گاهی نگاهی غضب‌آلود به طرف چتر آقای بروک که توی راهرو خانه جا مانده بود می‌انداخت. mizan_test_en_fa for he fell down on one knee in the snow, beat his breast, tore his hair, چونکه روی برف‌ها زانو زده و موهایش را آشفته کرده، mizan_test_en_fa and clasped his hands imploringly, as if begging some boon. و با حالتی التماس‌آمیز دست‌هایش را به هم فشرد، انگار که انتظار التفات و توجهی را از جانب مگ داشته باشد، mizan_test_en_fa And when Meg told him to behave himself and go away, و موقعی که مگ به او اخطار کرد که این لوس‌بازی‌ها را در نیاورد و پی کارش برود، mizan_test_en_fa he wrung imaginary tears out of his handkerchief, and staggered round the corner as if in utter despair. اشک‌های خیالی‌اش را با دستمالش پاک کرد و با اندوه دنبال کارش رفت. mizan_test_en_fa said Jo, rudely shortening her sister's little reverie, جو در حالی‌که این خوشی کوچک خواهرش را ضایع می‌کرد پاسخ داد: mizan_test_en_fa I thought you were going to tell your speech to that man,' من فکر کردم می‌خواهی آن جوابی را که خیال داری به یارو بدهی بگویی، نه این چرندیات را. mizan_test_en_fa holding the small hand fast in both his own, آقای بروک در حالی‌که دست کوچک مگ را در دستش می‌گرفت، mizan_test_en_fa and looking down at Meg with so much love in the brown eyes that her heart began to flutter, با چشمان قهوه‌ای‌رنگ مملو از عشق، طوری به مگ می‌نگریست که باعث شد قلب مگ به طپش افتد. mizan_test_en_fa I want to know so much, من خیلی دلم می‌خواهد این را بدانم، mizan_test_en_fa for I can't go to work with any heart until I learn whether I am to have my reward in the end or not.' چون که تا زمانی که آن را ندانم نخواهم توانست شروع به سعی و کوشش و کار و آماده کردن زندگی‌ام برای تو بنمایم. mizan_test_en_fa Now Aunt March possessed in perfection the art of rousing the spirit of opposition in the gentlest people, and enjoyed doing it. اصولا عمه‌مارچ از آن دسته افرادی بود که از هنر به وجود آوردن روحیه مخالف حتی در ملایم‌ترین افراد، به حد وفور برخوردار بوده و از این کار هم لذت می‌برد. mizan_test_en_fa If Aunt March had begged Meg to accept John Brooke, بنابراین اگر مثلا عمه مارچ برعکس به مگ اصرار کرده بود که زن بروک شود، mizan_test_en_fa she would probably have declared she couldn't think of it, احتمالا دختر جواب می‌داد که فعلا تصمیمی برای این کار ندارد. mizan_test_en_fa Aunt March put on her glasses and took a look at the girl, در این جا عمه مارچ عینکش را به چشمش گذاشت و نگاهی دقیق به دخترک انداخت، mizan_test_en_fa for she did not know her in this new mood. زیرا ظاهرا تا به حال او را در چنین حالتی ندیده بود. mizan_test_en_fa she felt so brave and independent, او خیلی احساس شجاعت می‌کرد، mizan_test_en_fa so glad to defend John and assert her right to love him, if she liked. و خیلی خوشحال بود که دارد از جان دفاع می‌نماید و این طور قطعی دوست داشتن وی را حق خود می‌دانست. mizan_test_en_fa So you intend to marry a man without money, position, or business, بنابراین تو خیال داری که با یک مرد بی‌پول، بدون موقعیت و بدون کسب و کار ازدواج کنی، mizan_test_en_fa and go on working harder than you do now, و خیلی بیشتر و سخت‌تر از حالا که داری کاری می‌کنی جان بکنی. mizan_test_en_fa though I'm so poor and young and silly,' said Meg, looking prettier than ever in her earnestness. چون که مگر خود من چی هستم یک دختر فقیر، جوان و احمق. mizan_test_en_fa cried Meg indignantly, forgetting everything but the injustice of the old lady's suspicions. مگ در حالی‌که به خاطر این که با حرارت صحبت می‌کرد، قشنگ‌تر از همیشه به نظر می‌آمد پاسخ داد، mizan_test_en_fa Meg stopped there, remembering all of a sudden that she hadn't made up her mind, مگ با شنیدن این حرف، در حالی‌که به یکباره همه چیز را جز آن بی‌انصافی که پیرزن با سوءظن بیجای خود در حق جان روا داشته بود فراموش کرده بود، فریاد زد mizan_test_en_fa that she had told her John' to go away, and that he might be overhearing her inconsistent remarks. در این‌جا مگ با به خاطر آوردن صحبت‌های متناقضی که با جان کرده بود، و همین طور از خود راندنش، این سخنرانی با حرارت را نیمه‌کار گذاشت. mizan_test_en_fa And slamming the door in Meg's face, و بعد در حالی‌که در را به صورت مگ می‌زد، mizan_test_en_fa Aunt March drove off in high dudgeon. عمه مارچ با غیظ و اوقات تلخی بسیار صندلی‌اش را به حرکت درآورد و بیرون رفت. mizan_test_en_fa That was adding insult to injury, it was altogether too much, با این حرف آخری، دیگر پاک نفس جو بند آمد، mizan_test_en_fa and making some wild demonstration with her hands, Jo vanished without a word. و آن‌قدر این قضیه خارج از تحملش بود که در حالی‌که فقط تظاهرات وحشیانه‌ای با دست‌هایش می‌کرد، در یک چشم به هم زدن ناپدید شد. mizan_test_en_fa Mr. and Mrs. March left the room with speed, and casting herself upon the be, در این موقع آقا و خانم مارچ با عجله اتاق را ترک کرده و جو را که روی تختش افتاده، mizan_test_en_fa Jo cried and scolded tempestuously as she told the awful news to Beth and Amy. و با جیغ و گریه و هیجان آن اخبار دردناک را برای بت و ایمی تعریف می‌کرد، به حال خود گذاردند؛ mizan_test_en_fa The tea bell rang before he had finished describing the paradise which he meant to earn for Meg, بالاخره هم قبل از این‌که سخنرانی آقای بروک راجع به بهشتی که خیال داشت برای مگ بسازد به پایان برسد، mizan_test_en_fa and he proudly took her in to supper, زنگ عصرانه نواخته شد و او مغرورانه به همراه مگ سر میز نشستند mizan_test_en_fa with an expression which caused Jo to shake her head, و با چنان حالتی این کار را انجام داد که باعث شد جو سرش را تکان دهد، mizan_test_en_fa and then say to herself with an air of relief as the front door banged, Here comes Laurie. و به شیندن صدای در خانه نفس راحتی بکشد و به خودش بگوید این هم لاری است. mizan_test_en_fa Father and Mother sat together, پدر و مادر کنار یکدیگر نشسته بودند، mizan_test_en_fa quietly reliving the first chapter of the romance which for them began some twenty years ago. و به نظر می‌رسید که از دیدن این منظره به یاد اولین فصل زندگی رمانتیک خود، در بیست سال پیش، تجدید خاطره می‌کند. mizan_test_en_fa Amy was drawing the lovers, who sat apart in a beautiful world of their own, ایمی داشت تابلوی زوج عاشق را نقاشی می‌کرد و حسابی توی عالم زیبای خودش فرو رفته بود، mizan_test_en_fa the light of which touched their faces with a grace the little artist could not copy. و ظاهرا آن نوری را که در صورت‌های شاد این زوج عاشق افتاده بود، طوری بود که هنرمند کوچولو از کپی کردن آن عاجز بود. mizan_test_en_fa the scent of bitter almonds always reminded him of the fate of unrequited love. دکتر خوونال اوربینو هربار که بوی بادام تلخ به دماغش می‌خورد به یاد عشق‌های بد و یکطرفه می‌افتاد. mizan_test_en_fa Dr. Juvenal Urbino noticed it as soon as he entered the still darkened house, همین‌که به خانه‌ای که در نیمه‌تاریکی فرو رفته بود، پاگذاشت، بوی تلخ باز به مشامش خورد. mizan_test_en_fa At one window the splendor of dawn was just beginning to illuminate the stifling, crowded room that served as both bedroom and laboratory, اتاق بدون هوا، هم اتاق خواب بود و هم کارگاه هوا خفه‌کننده و همه‌جا به هم ریخته و شلوغ بود از پنجره باز اولین نور سحر داخل می‌شد. mizan_test_en_fa and two crumbling pewter trays under an ordinary light bulb covered with red paper. دو لگن مفرغی کهنه هم بود که جابجا اسید خورده بودشان لگن‌ها زیر یک چراغ فتیله‌ای معمولی بودند و رویشان با کاغذی قرمز پوشانده شده بود. mizan_test_en_fa he continued to wear a linen suit, with a gold watch chain across his vest, as smartly as he had in his younger years. با این حال کت و شلوارهای کتانی مناسب سال‌های جوانی خود را به تن می‌کرد یک جلیقه هم زیر کت می‌پوشید و زنجیر طلای ساعت جیبی‌اش، مورب از روی آن می‌گذشت. mizan_test_en_fa He compensated as much as he could for an increasingly disturbing erosion of memory by scribbling hurried notes on scraps of paper, به خیال خودش کمبود حافظه‌اش را که رفته‌رفته بیش‌تر می‌شد، با عجله و تا جایی که امکان داشت، با نوشتن یادداشت‌هایی روی تکه کاغذهایی جور به جور جبران می‌کرد، mizan_test_en_fa Year after year, during contemplative pauses on afternoons of chess, Dr. Urbino had seen the gradual covering over of the walls, دکتر اوربینو در بعدازظهرهایی که با او شطرنج بازی می‌کرد در همان حینی که هریک به راهی برای کلاه گذاشتن بر سر دیگری فکر می‌کرد، روز به روز و سال به سال، دیده بود که دیوارها چگونه رفته رفته از عکس پوشیده می‌شوند. mizan_test_en_fa why that indomitable soldier, accustomed to fighting to the last drop of blood, که آن سرباز سرکش و رام نشدنی که عادت داشت تا آخرین قطره‌ی خون جدال را ادامه دهد، mizan_test_en_fa had left the final battle of his life unfinished. به چه دلیل نبرد نهایی عمر خود را چنین به سرعت و ناتمام واگذاشته است. mizan_test_en_fa But in the brief minutes the Doctor needed to study the unfinished game, سرکلانتر چند دقیقه‌ای روی شطرنج تأمل کرده بود تا بلکه بتواند درک کند آن بازی چرا ناتمام مانده است. mizan_test_en_fa the inspector discovered an envelope among the papers on the desk, addressed to Dr. Juvenal Urbino, بعد بین کاغذهای روی میز تحریر پاکتی دیده بود که برای دکتر خوونال اوربینو نوشته شده بود. mizan_test_en_fa and this was where he perfected his chess game with his father in law' s cronies and some Caribbean refugees. در همان‌جا بود که از طریق دوستان پدرزنش توانسته بود بازی شطرنج خود را تکمیل کند بازی با چند پناهنده اهل کارائیب در این بازی ماهرترش ساخته بود. mizan_test_en_fa Jeremiah de Saint Amour paid back every last penny with religious regularity, خرمیا د سنت آمور با صداقتی زاهدانه آن مبلغ را تا شاهی آخر پس داده بود. mizan_test_en_fa and from the time he took his first picture of a child startled by the magnesium flash, پس دادن بدهی بلافاصله پس از انداختن اولین عکس شروع شده بود، عکس کودکی که از برق منیزیوم دوربین چهره‌اش وحشتزده افتاده بود. mizan_test_en_fa and plunged once again into the flood of unsavory revelations that might have changed his life, even at his age, و بار دیگر در آن سرچشمه‌ای غرق شده بود که با آن همه اعترافات ناگوار می‌توانستند حتی در سن و سال او، زندگی‌اش را عوض کنند. mizan_test_en_fa Dr. Urbino recalled without bitterness an antiquarian' s shop, No. دکتر اوربینو بدون دلتنگی به یاد یک مغازه عتیقه فروشی افتاد که در شهر پاریس دیده بود؛ mizan_test_en_fa 26 rue Montmartre in Paris, on an autumn Monday in the last century. در یک روز دوشنبه پاییزی در قرنی که پایان یافته بود، در خیابان مونمارت شماره ۲۶. mizan_test_en_fa They saw All Quiet on the Western Front, a film based on a book that had been popular the year before , فیلمی را دیده بودند که کتاب آن در سال قبل بسیار مشهور شده بود، mizan_test_en_fa and that Dr. Urbino had read, his heart devastated by the barbarism of war. و دکتر اوربینو نیز آن را خوانده و به خاطر آن همه فجایع جنگ غمگین شده بود: در جبهه غرب خبری نیست. mizan_test_en_fa and thought it was because of the brutal scenes of wounded men dying in the mud. خیال کرده بود که با دیدن آن صحنه‌های دلخراش به یاد جنگ افتاده است، با آن سربازهای زخمی که در گل و شل خود را پیش می‌کشیدند. mizan_test_en_fa because she preferred to evoke her dead lover as he had asked her to the night before, when he stopped writing the letter he had already begun, چون ترجیح می‌داد او را به نحوه دیگری به خاطر بسپارد به نحوه‌ای که معشوق مرده‌اش شب قبل نامه‌ای را که شروع به نوشتن کرده بود قطع کرده، mizan_test_en_fa to sell Jeremiah de Saint Amour' s house and all its contents, خانه خرمیا د سنت آمور را که از همان لحظه به او تعلق یافته بود بفروشد. mizan_test_en_fa which, according to the letter, now belonged to her, بنابر آن نامه، نه‌تنها خانه بلکه تمام اثاثیه نیز به او تعلق می‌گرفت. mizan_test_en_fa In summer an invisible dust as harsh as red hot chalk was blown into even the best protected corners of the imagination , در تابستان، گرد و غباری نامرئی، مثل هیزم گداخته به جاهایی رخنه می‌کرد که حتی تصورش را هم نمی‌توان کرد. mizan_test_en_fa by mad winds that took the roofs off the houses, بادهایی سهمگین وزیدن می‌گرفت که شیروانی‌ها را از جای می‌کند mizan_test_en_fa along with all their domestic animals and kitchen utensils, tumultuously abandoned their hovels of cardboard , خانه‌های مقوایی و حلبی خود را که در ساحل مرداب‌ها بنا شده بود ترک می‌کردند، mizan_test_en_fa and tin on the edges of the swamps and in jubilant assault took over the rocky beaches of the colonial district. و همراه حیوانات اهلی و ظروف آشپزخانه با شوق و ذوق فراوان به سوی ساحل‌های سنگی منطقه مستعمراتی حمله‌ور می‌شدند. mizan_test_en_fa with their stores of everything that could be bought and sold, با آن بساطی‌هایی که از شیر مرغ و جان آدم در آن خرید و فروش می‌شد و شهر قدیمی مرده را با شور و جنبش خود زنده می‌کرد. mizan_test_en_fa And so the very life of the colonial city, which the young Juvenal Urbino tended to idealize in his Parisian melancholy, was an illusion of memory. شهر مستعمره‌ای که خوونال اوربینو در جوانی، در زمان غربت زندگی در پاریس، آن را با دلتنگی به صورت دلخواه خود درآورده بود، چیزی نبود بجز امیدی در نومیدی. mizan_test_en_fa on the shores of the world' s ocean rather than in the distant freezing capital under a centuries old drizzle that disturbed their sense of reality. از جایی که اقیانوس آن به روی جهان گشوده و گسترده بود تا در آن پایتخت دوردست سردی که صدسال بود پیوسته در آن باران ریز می‌بارید، به مرحله‌ای که می‌دیدند دارند عقل خود را از دست می‌دهند و دیگر واقعیت را درک نمی‌کنند. mizan_test_en_fa at four o' clock in the afternoon, the galleon San Jose set sail for Cadiz with a cargo of precious stones , کشتی باربری سان‌خوزه در ساعت چهار بعدازظهر خلیج را به مقصد شهر کادیس ترک کرده بود. mizan_test_en_fa and metals valued at five hundred billion pesos in the currency of the day; بار کشتی عبارت بود از صندوق‌هایی از جواهر و فلزهای گرانبها که ارزش آن بیش از نیم‌میلیارد پزوی آن زمان بود. mizan_test_en_fa Splendid hammocks from San Jacinto, with multicolored fringe along the sides , در اتاق‌خواب‌ها، علاوه بر تختخواب‌ها، ننوهای بزرگ و بسیار زیبایی ساخت بافندگان شهر سان خاسینتو وجود داشت، mizan_test_en_fa and the owner' s name embroidered in Gothic letters with silk thread, hung in the bedrooms along with the beds. که رویشان حروف اول اسم سفارش‌دهنده با نخ ابریشمی دست‌دوزی شده بود. mizan_test_en_fa and in a corner, draped with a Manila shawl, was the piano that Dr. Urbino had not played for many years. ننوها از دو طرف ریشه‌های رنگارنگ داشتند در گوشه‌ای هم، پیانو را گذاشته و روی آن را با یک شال بزرگ بافت مانیل پوشانده بودند پیانویی که دکتر اوربینو سال‌های سال درش را باز نکرده بود. mizan_test_en_fa and had arranged in an almost demented order the three thousand volumes bound in identical calfskin with his initials in gold on the spines. و با نظمی تقریبا جنون‌آمیز سه هزار جلد کتاب را در آن‌جا ردیف کرده بود همه‌ی کتاب‌ها با چرم گوساله صحافی شده بودند و حروف اول نام و نام خانوادگی دکتر روی آن‌ها زرکوب شده بود. mizan_test_en_fa which consists of closing houses during the lethargy of August in order to keep out the burning air from the street, یعنی در ماه اوت که گرم‌ترین ماه تابستان بود کرکره‌ها را تا شب پایین می‌کشیدند و شب پنجره‌ها را چهارطاق باز می‌کردند. mizan_test_en_fa and then opening them up completely to the night breezes. به این شکل از حرارت سوزان روز حذر می‌کردند و از نسیم خنک شبانه لذت می‌بردند. mizan_test_en_fa to watch the heavy, ash gray freighters from New Orleans pass by, و به خلیج نگاه می‌کردند؛ به عبور کشتی‌های باربری خاکستری رنگ و سنگین نیواورلئان، mizan_test_en_fa and at dusk to see the wooden paddles of the riverboats with their shining lights, یا کشتی‌های کوچک خاص رودخانه که چرخی چوبی داشتند و چراغ‌هایشان بلافاصله پس از غروب آفتاب روشن می‌شد، mizan_test_en_fa purifying the stagnant garbage heap of the bay with the wake of their music. و با موسیقی خود آن زباله‌دانی رسوب کرده خلیج را تطهیر می‌کردند. mizan_test_en_fa as they attempted to catch the parrot, وقتی طوطی را از قفس بیرون کشیده بودند، mizan_test_en_fa who had flown to the highest branches of the mango tree when they took him from his cage to clip his wings. تا پرهای بالش را بچیند، از دستشان فرار کرده و روی بلندترین شاخه درخت انبه نشسته بود. mizan_test_en_fa Then, just for love of the labor, he taught him the Latin accompaniment to the Mass , بعد، از آن‌جا که دکتر بسیار دوست داشت استاد بسیار خوبی باشد، دعاهایی به زبان لاتین، mizan_test_en_fa and selected passages from the Gospel according to St. و چند صفحه‌ای از انجیل به روایت متی را نیز به او آموخت. mizan_test_en_fa because for two desperate hours the parrot refused to say a single syllable, ignoring the pleas and threats and public humiliation of Dr. Urbino, چون طوطی در عرض آن دو ساعت التماس و درخواست و تهدید دکتر اوربینو، با لجاجت هرچه تمام‌تر در سکوت مطلق، حتی یک کلمه هم حرف نزد. mizan_test_en_fa who fought for the favors of a female who did honor to her name of Messalina, اسم سگ ماده هم مسالینا بود که اسم بسیار مناسبی بود، mizan_test_en_fa for it took her longer to give birth to nine pups than to conceive another ten. چون هنوز نه تا توله‌سگ نزاییده، ده‌تای دیگر آبستن بود. mizan_test_en_fa But no one could bear the continual flapping of their wings that filled the house with the reek of funeral wreaths. ولی بال‌زدن مدام آن‌ها که هوای خانه را اشباع کرده بود همه را به خفقان انداخته بود چون انگار چندین و چند تاج گل برای تشییع جنازه در آن‌جا گذاشته باشند. mizan_test_en_fa which was to frighten with its mortal breath the bats and salamanders , یعنی با نفس مهلک خود، خفاش‌ها، سمندرها، mizan_test_en_fa and countless species of harmful insects that invaded the house during the rainy months. و صدها جور حشرات موذی را که در فصل باران به‌خانه هجوم می‌آوردند، می‌ترساند و از آن‌جا دور می‌کرد. mizan_test_en_fa until the gardener from the house next door found the courage to face him and hack him to pieces with his machete. بعد باغبان باغ همسایه متوجه شده و شجاعت این را به‌دست آورده بود با سگ روبرو شود. mizan_test_en_fa thanks to a fund organized by the Society for Public Improvement, of which Juvenal Urbino was honorary president, مؤسسه‌ای با سرمایه‌گذاری اعانه ملی درست شده بود که عامل خود دکتر خوونال اوربینو بود اسم مؤسسه سازمان بهزیستی عمومی بود و دکتر نیز مدیرکل افتخاری آن بود. mizan_test_en_fa firemen revive a boy found frozen in a basement after a three day snowstorm. که مأموران آتش‌نشانی چگونه جان یک پسربچه کوچولو را نجات داده بودند بچه‌ای که پس از سه روز برف پشت سرهم، در زیرزمینی افتاده که بدنش از سرما منجمد شده بود. mizan_test_en_fa So it was in no way peculiar to ask them to please get a distinguished parrot, with all the qualities of a gentleman, out of a tree. در نتیجه تقاضای این که بیایند و یک طوطی را از بالای درخت پایین بکشانند چندان مسئله‌ی عجیب و غریبی به‌نظر نمی‌رسید، mizan_test_en_fa a necklace of real pearls with six long, uneven loops, یک گردنبند بلند مروارید اصل نیز که دانه‌هایش کوچک و بزرگ بودند به گردن انداخته بود البته گردنبند آن‌قدر بلند بود که آن را شش مرتبه دور گردن چرخانده بود، mizan_test_en_fa the time of iron corsets, bound waists, and bustles that exaggerated buttocks was receding into the past. آه که آن قرن‌های دوردست سینه‌بندهای فلزی واقعا چه دوردست بودند آن کمربندهای سفت که نمی‌گذاشت نفس بکشی آن پارچه‌های اضافی که به دو طرف کفل می‌بستی تا بادکنی و درشت‌تر به نظر برسی. mizan_test_en_fa Life would have been quite another matter for them both if they had learned in time that it was easier to avoid great matrimonial catastrophes than trivial everyday miseries. اگر به‌موقع ملتفت شده بودند که جذر کردن از فجایع مهم زندگی زناشویی خیلی آسان‌تر از آزارهای کوچک زندگی روزانه است، ممکن بود زندگی برای هر دوی آنها آسان‌تر شود mizan_test_en_fa and threatened to move back to her father' s old house, و خودش پا پیش گذاشت و تهدیدکنان گفت که خیال دارد آن‌جا را ترک کند و برود به تنهایی در خانه‌ی پدری زندگی کند. mizan_test_en_fa which still belonged to her although it had been rented out for public offices, and live there by herself. خانه‌ای که گرچه به ادارات دولتی اجازه داده بودند، ولی ههنوز به او تعلق داشت. mizan_test_en_fa but it felt so comfortable to be back in his great grandparents' featherbed that he preferred to capitulate. ولی شوهر در بستری که متعلق به اجدادش بود و مثل پر قو نرم بود، بار دیگر جا خوش کرد و عاقبت ترجیح داد بگوید: mizan_test_en_fa Let me stay here, he said. بگذار همین‌جا بمانم. mizan_test_en_fa said Dr. Urbino: But he was nothing more than a fugitive from Cayenne, دکتر اوربینو گفت: ولی او صرفا کسی بود که از زندان کاینا فراری شده بود. mizan_test_en_fa condemned to life imprisonment for an atrocious crime, در آن‌جا به‌خاطر یک جنایت فجیع محکوم به‌حبس ابد شده بود. mizan_test_en_fa denatured by a Florentine architect who came through here like an ill wind blowing renovation, یک معمار اهل فلورانس که همانند یک باد شوم از آن‌جا عبور کرده بود و به‌خیال خودش می‌خواست آن‌جا را مدرن بسازد، mizan_test_en_fa and converted many seventeenth century relics into Venetian basilicas. نه‌تنها آن‌ضرابخانه را به‌شکل خانه‌ای بسیار زشت تغییر شکل داده بود بلکه بیش از چهار بنای تاریخی را هم که متعلق به قرن هفدهم بودند، به صورت کلیساهای ونیزی درآورده بود. mizan_test_en_fa The preparations had begun three months earlier, for fear that something indispensable would be left undone for lack of time. از ترس این‌که مبادا وقت کم بیاورند و چیزی ضروری را در لحظه آخر فراموش کنند، از سه ماه قبل شروع کرده بودند به تهیه و تدارک آن جشن چندین و چند مرغ زنده از مرداب طلا آورده بودند. mizan_test_en_fa In the chaos of the storm Dr. Juvenal Urbino, along with the other late guests whom he had met on the road, دکتر خوونال اوربینو، همراه چند میهمان دیگری که دیر کرده بودند و دکتر سر راه به‌آن‌ها برخورده بود، mizan_test_en_fa had great difficulty reaching the house, خود را در میان آن‌طوفان به اشکال به خانه رساند. mizan_test_en_fa but at last he had to accept the humiliation of being carried by Don Sancho' s men under a yellow canvas canopy. ولی در عوض مجبور شد تا با خفت هرچه تمام‌تر بگذارد تا پیشخدمت‌های رستوران دون سانچو او را در یک شنل زردرنگ بپیچند و وارد خانه کنند. mizan_test_en_fa Fermina Daza sat next to her husband, as she always did, فرمینا داثا نیز مثل همیشه، mizan_test_en_fa for fear he would fall asleep during the meal or spill soup on his lapel. از ترس این‌که مبادا شوهرش در حین صرف غذا به‌خواب برود یا سوپ را روی یقه خود بریزد، کنار او نشست. mizan_test_en_fa there, together for the first time at the same table, چون برای اولین بار، سر یک میز دو گروه حریف جنگ‌های داخلی با هم نشسته بودند. mizan_test_en_fa their wounds healed and their anger dissipated, زخم‌ها بهبودی یافته بود، کینه‌ها فرو نشسته بود. mizan_test_en_fa sat the two opposing sides in the civil wars that had bloodied the country ever since Independence. دو گروهی که پس از استقلال، مملکت را به‌خون کشانده بودند. mizan_test_en_fa Despite the voices that grew louder and more confused and the intrusions of Don Sancho' s black servants, ولی بعد صدای وزوز بلند شد، همگی شروع کردند به ور زدن و بعد هم رفت و آمد پیشخدمت‌های سیاهپوست رستوران دون سانچو، mizan_test_en_fa who could barely squeeze past the tables with their steaming serving dishes, که سینی در دست از لابلای میزها به اشکال عبور می‌کردند از سینی‌ها بخار برمی‌خاست. mizan_test_en_fa that a militant and educated Catholic would dare to think that a suicide was saintly, که چگونه مردی که در فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی مبارزه کرده بود، مردی کاتولیک و دانشمند، حتی به‌فکرش خطور کرده بود که خودکشی را مسئله‌ای مقدسانه تعبیر کند. mizan_test_en_fa if one of those new automobiles had not suddenly driven across the mudhole of the patio, ولی امکان آواز از او سلب شد چون درست در همان لحظه ناگهان یک اتومبیل آخرین سیستم از روی گل و شل حیاط خلوت وارد شد mizan_test_en_fa without time to repent of anything or to say goodbye to anyone, at seven minutes after four on Pentecost Sunday. بدون اعتراف به کشیش، آری داشت جهان را ترک می‌کرد، سر ساعت چهار و هفت دقیقه بعدازظهر روز یکشنبه‌ی عید گلریزان بدون خداحافظی از هیچ‌کس. mizan_test_en_fa who urged governments and local businesses to adopt progressive ideas that were too daring for the time. افرادی که بدون دسته بندی‌های سیاسی به دولت و تجار فشار می‌آوردند تا موجب ترقی و پیشرفت مملکت بشوند؛ فعالیت‌هایی که برای آن‌زمان بسیار شهامت می‌خواستند. mizan_test_en_fa and all the things to eat that were deemed necessary to survive the interminable programs, درضمن در نمایش‌های طولانی که بعضی از آن‌ها تا نماز صبح طول می‌کشید، mizan_test_en_fa one of which did not end until it was time for early Mass. برای تماشاچیان چیزهای خوردنی بیاورند تا بتوانند ساعات طولانی را تحمل کنند و از گرسنگی هلاک نشوند. mizan_test_en_fa for opera fever infected the most surprising elements in the city, که بیش از سایر مسائل به همه سرایت کرده بود، به‌حدی که تب اپرا به قسمت‌هایی از شهر که هرگز تصورش را هم نمی‌شد کرد، سرایت کرد mizan_test_en_fa and gave rise to a whole generation of Isoldes and Otellos and Ai das and Siegfrieds. و سرچشمه نسل‌هایی شد که از آن پس اسم قهرمانان زن و مرد اپراها را به فرزندان خود می‌گذاشتند شهر پر شد از ایزولت‌ها، اتللوها، آیداها و زیگفریدها. mizan_test_en_fa The other was his marriage to a beauty from the lower classes, without name or fortune, دومی ازدواج با دختری بسیار زیبا ولی دهاتی و از طبقه‌ی پایین جامعه بود؛ زنی بدون اصل و نسب اشرافی و بدتر از آن بدون ثروت. mizan_test_en_fa After fifty years, his son, Marco Aurelio, a doctor like himself , فرزند مذکرش، مارکو آئورلیو، مثل خود او طبیب بود، mizan_test_en_fa and like all the family' s firstborn sons in every generation, و باز هم مثل تمام فرزندان ارشد نسل‌ها، هرگز به‌پای پدر نمی‌رسید، mizan_test_en_fa had done nothing worthy of note he had not even produced a child. او هیچ‌کار مهمی در زندگی انجام نداده بود بیش از پنجاه سال از سنش می‌گذشت و هنوز هم صاحب فرزند نشده بود. mizan_test_en_fa A group from the School of Fine Arts made a death mask that was to be used as the mold for a life size bust, گروهی از دانشجویان دانشکده هنرهای زیبا از روی چهره مرده او با موم قالب برداشتند تا بعد یک مجسمه نیم‌تنه به اندازه طبیعی از او بسازند mizan_test_en_fa A renowned artist who happened to be stopping here on his way to Europe painted, یک نقاش معروف که قبل از سفر به اروپا، برحسب اتفاق از آن منطقه عبور می‌کرد، mizan_test_en_fa with pathos laden realism, a gigantic canvas, تابلویی بسیار بزرگ نقاشی کرد که بسیار طبیعی و واقعی می‌نمود. mizan_test_en_fa Fermina Daza was firm in her rustic notion that the dead belong only to the family, فرمینا داثا لجوجانه بر رسم و رسوم دهاتی‌وار خود پابرجا باقی ماند و حرف هیچ‌کس را گوش نداد معتقد بود که مردگان فقط به‌خانواده خود تعلق دارند، mizan_test_en_fa It had not been easy for her to regain her self control after she heard Digna Pardo' s shriek in the patio and found the old man of her life dying in the mud. بعد از شنیدن صدای فریاد مستخدمه دیگنا پاردو از حیاط و یافتن پیرمردی که عمری با او زندگی کرده بود، در حالی‌که در گل با مرگ دست و پنجه نرم می‌کرد، چندان برایش آسان نبود تا بار دیگر اعتماد به‌نفس خود را به‌دست آورد و بر اعصاب خود مسلط شود. mizan_test_en_fa He made certain there was enough brandy for Dr. Lacides Olivella' s guests, who had heard the bad news at the height of the silver anniversary celebration, برای میهمانان دکتر لاسیدس الیویا که در بحبوحه جشن نقره او این خبر بد را شنیده بودند و همگی سراسیمه خود را به‌آن‌جا رسانده بودند، کنیاک فراهم کرد. mizan_test_en_fa ingenuity, and willpower to disguise the seventy six years he had completed in March, مهارت بسیاری از خود نشان داده بود، با اراده‌ای آهنین موفق شده بود کسی نفهمد که او در ماه مارس گذشته، هفتاد و شش ساله شده است. mizan_test_en_fa On the previous afternoon, under those same branches but in the section on the other side of the wall reserved for suicides, در زیر همان درخت، در طرف دیگر دیوار، که قسمتی بود در نظر گرفته شده برای خودکشی کنندگان، mizan_test_en_fa the Caribbean refugees had buried Jeremiah de Saint Amour بعدازظهر روز قبل پناهندگان کارائیبی خرمیا د سنت آمور را به خاک سپرده بودند، mizan_test_en_fa When he returned to the wake he felt his vitality completely restored. وقتی بار دیگر برای شرکت در مراسم ختم به‌آن خانه رفت، حس می‌کرد که حالش خیلی بهتر از سابق شده و نیروی از دست رفته‌اش را به‌دست آورده است. mizan_test_en_fa FLORENTINO ARIZA, on the other hand, had not stopped thinking of her for a single moment since, فلورنتیونو آریثا، پس از آن‌که فرمینا داثا عشقش را رد کرده بود، حتی برای یک لحظه هم از فکر او بیرون نرفته بود. mizan_test_en_fa Fermina Daza had rejected him out of hand after a long and troubled love affair fifty one years, nine months, and four days ago. مرد به‌رغم چندین عشق طولانی و پرمخمصه، یک‌بند فقط به او فکر کرده بود و پنجاه و یک سال و نه ماه و چهار روز سپری شده بود. mizan_test_en_fa and its interior patio, with weeds in the flowerpots and a stone fountain with no water, resembled an abbey cloister. حیاط خلوت خانه، به حیاط داخلی صومعه‌ها شباهت داشت از گوشه و کنار علف هرز روییده بود و در وسط حوضچه‌ای سنگی به‌چشم می‌خورد که آب و فواره نداشت. mizan_test_en_fa under the arches of the passageway, where unopened moving cartons and bricklayer' s tools lay among leftover lime, در راهروها چندین و چند صندوق اسباب‌کشی دیده می‌شد که می‌بایستی باز می‌کردند جاهای دیگر هم پر بود از لوازم بنایی، گچ و آهک، mizan_test_en_fa and stacks of cement bags, for the house was undergoing drastic renovation. و بتون، معلوم بود که داشتند خانه را تعمیری اساسی می‌کردند. mizan_test_en_fa where a very fat man, whose curly sideburns grew into his mustache, sat behind a desk, taking his siesta. و مردی بسیار فربه پشت میز تحریر نشسته و به‌جای خواب حسابی بعدازظهر، نشسته چرت می‌زد موهای خط ریش فرفری‌اش با سبیلش قاطی شده و چیزی واحد تشکیل داده بود. mizan_test_en_fa that still had not ended half a century later. طوفانی که پس از گذشت نیم قرن، به‌همان شدت اولیه وجود داشت و حتی به اندازه‌ی قطره‌ای آرام نگرفته بود، چه رسد به‌آن‌که پایان یافته باشد. mizan_test_en_fa was that he had come from San Juan de la Cie naga with his only daughter , این بود که او بعد از شیوع مرض وبا، شهر سان خوان د لا سیناگا را ترک کرده، mizan_test_en_fa and his unmarried sister soon after the cholera epidemic, و همراه تنها دختر و خواهر بدون شوهرش به آن‌جا آمده بود. mizan_test_en_fa where for two centuries young ladies of society had learned the art and technique of being diligent and submissive wives. مدرسه‌ای که بیش از دویست سال بود دختران خانواده‌های محترم هنرکدبانوگری و درضمن توسری خوردن را در آن می‌آموختند؛ دو مسئله‌ای که برای همسر بودن از واجبات محسوب می‌شد. mizan_test_en_fa and the fact that Fermina Daza studied there was sufficient indication of her family' s economic situation, و تنها همین مسئله‌ی تحصیل فرمینا داثا در آن مدرسه، خود حاکی از این بود که آن‌ها خانواده‌ای ثروتمند، mizan_test_en_fa if not of its social position. هرچند که به طبقات بالای اجتماع تعلق ندارند. mizan_test_en_fa But her father' s strict regime soon provided an irremediable difficulty. با این‌حال، چندی نگذشت که متوجه شد روش مستبدانه و انضباط سخت پدر دختر، سنگ بزرگی جلوی راه او قرار داده و راهش را مسدود کرده است. mizan_test_en_fa At her side, struggling to keep up with her, the aunt with the brown habit and rope of St. عمه‌اش با لباده‌ی قهوه‌ای رنگ فرانچسکوی مقدس و طنابی که روی کمر بسته بود سعی داشت با قدم‌های کند خود پا به پای او پیش برود. mizan_test_en_fa Francis did not allow him the slightest opportunity to approach. عمه کوچک‌ترین روزنه‌ای برای نزدیک شدن به او باقی نگذاشته بود. mizan_test_en_fa he idealized her, endowing her with improbable virtues and imaginary sentiments, او را در خیال خود به‌نحوی که می‌خواست پرورش می‌داد، صفات نیکی را در او حدس می‌زد که احتمالا اصلا وجود نداشتند، وجودش پر شده بود از تصورات عاشقانه. mizan_test_en_fa who dissuaded him from handing Fermina Daza his seventy pages of compliments, و مادر نیز رأی او را زده بود تا نامه‌ی هفتاد صفحه‌ای عاشقانه را به‌دخترک ارائه دهد، mizan_test_en_fa so that she continued to wait for the rest of the year. و در نتیجه فرمینا داثا تا آخر آن سال همچنان در قلبش امیدوار بود. mizan_test_en_fa so clearly, that an irresistible power forced her to look over her shoulder as she walked along the central nave, چنان واضح‌تر از بقیه بود که بی‌اختیار با نیرویی مقاومت‌ناپذیر، همان‌طور که از وسط کلیسا به‌طرف در خروجی پیش می‌رفت سر خود را به عقب برگرداند، mizan_test_en_fa His delirium increased the following week, when he passed Fermina Daza' s house in despair at the siesta hour, هفته‌ی بعد، موقع خواب بعدازظهر، مثل کسی که تب شدید کرده باشد، هذیانش اوج گرفت بدون کوچک‌ترین امیدی در دل، داشت از جلوی خانه فرمینا داثا می‌گذشت، mizan_test_en_fa an old homeopathic practitioner who had been Transito Ariza' s confidant ever since her days as a secret mistress, که مریض‌ها را با داروهای گیاهی معالجه می‌کرد و اکنون پیر شده بود، پس از ماجرای عاشقانه و مخفیانه‌ی قدیمی، محرم اسرار مادر آن بیمار شده بود. mizan_test_en_fa It was not so much for his talents as a fornicator as for his personal charm that Lotario Thugut had becom, لوتار توگرت به‌خاطر جذابیت خودش نه به خاطر مهارت در عشقبازی! آن‌طور در آن میهمانخانه محبوبیت پیدا کرده بود، mizan_test_en_fa e one of the most esteemed clients of the hotel. و یکی از بهترین مشتری‌های آن‌جا به شمار می‌رفت. mizan_test_en_fa and even some state secrets, which important clients, و از صحبت بعضی از مشتری‌های سرشناس به اسرار دولتی پی برد. mizan_test_en_fa and even local officials confided to their ephemeral lovers, حتی مقامات عالیرتبه محلی نیز مسائلی بسیار محرمانه را با صدای بلند برای عشاق زودگذر خود تعریف می‌کردند mizan_test_en_fa a Spanish galleon had been lying under water since the eighteenth century , یک کشتی اسپانیولی در قرن هیجدهم غرق شده است. mizan_test_en_fa with its cargo of more than five hundred billion pesos in pure gold and precious stones. یک کشتی که بار آن بیش از پانصدهزار میلیون پزوس طلای ناب به اضافه صندوق هایی مملو از جواهرات و نگین‌های قیمتی است. mizan_test_en_fa when she saw him leave the notions shop in his black suit and stiff felt hat, his lyrical bow tie and celluloid collar, وقتی او را دید که از مغازه خرازی با کت و شلوار مشکی، کلاه ماهوتی و سفت و یک فکل شاعرانه با یقه‌ی سلولوئید، خارج می‌شود، mizan_test_en_fa for the rest of the year, the conflicts in Aunt Escolastica' s conscience were transferred to baptisteries in churches, نگرانی عمه اسکولاستیکا تا آخر آن سال کمی فرونشست نامه‌ها در نمازخانه‌های کلیساها، mizan_test_en_fa holes in trees, and crannies in ruined colonial fortresses. در فرورفتگی تنه درختان، در شکاف‌های قلعه‌های زمان استعمار که رو به ویرانی بودند، پنهان می‌شدند. mizan_test_en_fa and his letters became more discursive and more lunatic the more he tried to imitate his favorite poets from the Popular Library, و هرچه سعی می‌کرد نامه‌هایش بیش‌تر به مجموعه اشعار شعرای مورد علاقه‌اش در کتابخانه‌ی ملی که در همان زمان به هشتاد جلد می‌رسیدند، mizan_test_en_fa which even at that time was approaching eighty volumes. شباهت پیدا کنند، نامه‌ها طولانی‌تر و دیوانه‌وارتر می‌شدند. mizan_test_en_fa which in those days was being sold in secret at a price far beyond the reach of a schoolgirl her age. که در آن ایام مخفیانه و با قیمتی بس گزاف فروخته می‌شد؛ به قیمتی که از عهده هیچ دخترمدرسه‌ای به سن و سال او برنمی‌آمد تا آن را بخرد. mizan_test_en_fa who had dragged five pound leg irons for the sake of love. تنها مردی بوده است که به‌خاطر دلایل عاشقانه وزنه‌های سه‌کیلویی را بر پاهای خود تحمل کرده و خود را با آن‌ها به این‌طرف و آن‌طرف کشانده است. mizan_test_en_fa while the families with seven titles went to bed with the fear that the roofs of their mansions would cave in on them while they slept. آن‌هم در شرایطی که برخی از خانواده‌های اشرافی با نام خانوادگی هفت کلمه‌ای، در موقع خواب، مدام در دلهره بودند که سقف روی سرشان خراب نشود. mizan_test_en_fa she had multiplied her savings by lending them to a clientele made up of the embarrassed new poor, درضمن به چند تا از مشتری‌های آبرومند خود که اکنون به خاک سیاه نشسته بودند پول قرض می‌داد. mizan_test_en_fa who accepted her excessive interest rates for the sake of her discretion. این مشتری‌های آبرومند بهره گزاف او را قبول می‌کردند چون می‌دانستند زنی است رازدار که می‌توان رویش حساب کرد. mizan_test_en_fa and at the time her son decided to marry, the profits, دهن‌لق نبود با این روش پس‌انداز خود را چند برابر کرده بودو درست در همان ایام بود که پسرش به او خبر داد که قصد ازدواج دارد. mizan_test_en_fa converted into gold, lay hidden in a clay jar under her bed. همه‌ی پولی را که از این راه پس‌انداز می‌کرد، به سکه‌های طلا تبدیل کرده بود آن‌ها را در کوزه‌ای سفالی می‌ریخت و زیر تختخواب خود مخفی می‌کرد. mizan_test_en_fa and Lotario Thugut wanted him to head the office when he left to direct the School of Telegraphy and Magnetism, و لوتار توگوت خیال داشت که وقتی خودش سال آینده می‌رفت تا مدرسه تلگراف و مغناطیس را اداره کند، mizan_test_en_fa which he expected to do the following year. او را به جای خود، به مدیریت تلگرافخانه بنشاند. mizan_test_en_fa and suggested that Florentino Ariza ask for her hand, به فلورنتینو آریثا هم پیشنهاد کرد که صلاح در این است، mizan_test_en_fa when she finished secondary school, during the Christmas vacation. وقتی او قسمت دوم مدرسه را به پایان رساند، در ایام تعطیلات کریسمس بیاید و از او رسما خواستگاری کند. mizan_test_en_fa not only to resolve problems of the lower belly whenever he decided to do so, و آن هم نه موقتی، بلکه تا هر وقت که دلش بخواهد آن هم نه‌تنها برای حل مسائل پایین‌تنه‌اش البته اگر تصمیم می‌گرفت آن مسائل را حل کند، mizan_test_en_fa They were the original source of his first letters to Fermina Daza, سرچشمه‌اصلی اولین نامه‌های او به فرمینا داثا، mizan_test_en_fa those half baked endearments taken whole from the Spanish romantics, قرائت کتاب‌های دوره رمانتیک اسپانیولی بود نیمی را از خودش می‌نوشت و نیمه‌ی دیگر را از روی آن‌ها کپی می‌کرد. mizan_test_en_fa He had learned to cry with his mother as they read the pamphlets by local poets that were sold in plazas and arcades for two centavos each. اشعار شعرای محلی را که ورق ورق یا به صورت جزوه در میدان‌ها به دو سنتاووس می‌فروختند، می‌خرید و همراه مادرش روی صفحات زار می‌زد. mizan_test_en_fa that by dawn she could not bear the desire to go to bed with the first beggar she met on the street, هنگام سحر طاقتش تمام می‌شد و دلش می‌خواست با اولین گدایی که در خیابان جلویش سبز می‌شد، mizan_test_en_fa with any miserable drunk who would give her what she wanted with no pretensions and no questions. یا با مردی مست و لایعقل که بجز همخوابگی نه از او چیز دیگری بخواهد و نه سؤالی بکند، همخوابه شود. mizan_test_en_fa he found the packets of three years' , بسته‌ی نامه‌هایی را یافت که در طی سه سال دریافت کرده، mizan_test_en_fa worth of letters hidden away with as much love as had inspired their writing. و به اندازه همان عشقی که نامه‌ها نوشته شده بودند، آن‌ها را در ته صندوق پنهان کرده بود. mizan_test_en_fa Certain that such an intricate relationship was understandable only with the complicity of his sister, یقین داشت که رابطه‌ای آن‌طور مشکل و درهم پیچیده فقط می‌توانست با همدستی خواهرش به وجود آمده باشد به عبارت دیگر همه‌چیز زیر سر او بود. mizan_test_en_fa not only because Fermina Daza had warned him in her letters of her father's stormy character, نه تنها به خاطر این که فرمینا داثا در نامه‌هایش به او یادآور شده بود که پدرش بسیار بداخلاق است و به سهولت مثل ترقه از جای درمی‌رود، mizan_test_en_fa and moved with new impetus and seventy thousand gold pesos to this ruined city and its moth eaten glories, و با نیرویی تازه و شاداب و هفتاد هزار پزوس طلا در جیب به این شهر رو به ویرانی آمده بود؛ شهری که افتخاراتش را موریانه جویده و سوراخ سوراخ کرده بود. mizan_test_en_fa where a beautiful woman with an old fashioned upbringing still had the possibility of being reborn through a fortunate marriage. با این‌حال هنوز جایی بود که زنی زیبا که با روش‌های قدیمی تحصیل کرده بود با ازدواجی مناسب امکان این را به‌دست آورد که گل سرسبد جامعه بشود. mizan_test_en_fa He dipped the end of his cigar in the anisette, pulled on it and drew no smoke, لورنزو داثا نوک سیگار برگ را در استکان عرق‌تر کرد و پک عمیقی زد که دودی از آن بیرون نیامد، mizan_test_en_fa So I have come to make a request of you, said Lorenzo Daza. گفت: در نتیجه آمده‌ام از شما تقاضایی بکنم … mizan_test_en_fa dragging along the entire line, and the screams of the man and his pack of seven animals tied to one another, به دره سقوط کرد و به دنبال خود هفت قاطر دیگر را که با طناب به هم بسته شده بود، پایین کشید. mizan_test_en_fa continued to rebound along the cliffs and gullies for several hours after the disaster, صدای طنین فریاد آن مرد و آن حیوانات در حال سقوط، تا چندین ساعت بعد، در گوره‌راه‌ها و صخره‌های کوهستانی می‌پیچید. mizan_test_en_fa distracted as he was by the flattering words of the in laws who after so many years had put aside their tribal prejudices تمام حواسش رفته بود پی آن همه ستایش از جانب اقوام زن سابق خود که پس از سال‌های سال عاقبت از جدال برضد هم دست کشیده، mizan_test_en_fa to marry without consulting anyone, wherever and however they could, as soon as they were together again. تصمیم گرفته بودند که تا همدیگر را دیدند، بدون مشورت با این‌و آن، در هر جایی و هر زمانی که شده بود با هم ازدواج کنند. mizan_test_en_fa Florentino Ariza did not reveal the whole truth of the enterprise, but he informed himself thoroughly regarding his abilities as a diver and navigator. فلورنتینو آریثا تا وقتی که از مهارت او در زیرآبی رفتن و قایقرانی مطمئن نشد، منظور اصلی‌اش را نگفت تازه آن‌وقت هم تمام و کمال نگفت. mizan_test_en_fa Fearing that he might also know the real purpose of his expedition, آن همه معلومات فلورنتینو آریثا را به این واهمه انداخته بود که شاید پسرک منظور واقعی سفرشان را هم می‌داند، mizan_test_en_fa Florentino Ariza asked him sly questions and in this way realized that اما با چند سؤال زیرکانه موفق شد بفهمد که، mizan_test_en_fa but still incapable of protecting the expedition from the accurate cannon shot of the English squadron under Commander Charles Wager, و با این حال موفق نشده بودند در مقابل شلیک توپ‌های گروهان انگلیسی به فرماندهی چارلز ویجر، mizan_test_en_fa who waited for it in the Sotavento Archipelago, at the entrance to the bay. که در مجمع‌الجزایر سوتاونتو در نزدیک خلیج در انتظار آن‌ها بود، مقاومت کند. mizan_test_en_fa he received the news of her return. خبر مراجعت او از ریو آچا به گوشش رسید. mizan_test_en_fa And in fact, after a prolonged stay in Riohacha, Lorenzo Daza had decided to come home. لورنزو داثا بعد از اقامتی که بیش از حد در ریو آچا طول کشید، عاقبت تصمیم گرفت بازگردند. mizan_test_en_fa or to the false Indian who tried to sell her a trained alligator. همین‌طور به کسی که می‌خواست سر بقیه کلاه بگذارد و نشان دهد که یک سرخپوست واقعی است و کسی که می‌خواست به او تمساحی بفروشد که می‌گفت اهلی و تربیت شده است. mizan_test_en_fa length mirror in The Golden Wire disguised as a woman from Madrid, with a comb in her hair and a fan painted with flowers, در آینه قدی مغازه سیم خاردار طلایی خود را تماشا کرد با لباس زن‌های اسپانیولی و یک بادبزن نقاشی شده در دست و یک شانه بزرگ در گیسوانش، mizan_test_en_fa she laughed at her own laughter when she saw herself in the full خندید و از خنده‌اش بیش‌تر خنده‌اش گرفت. mizan_test_en_fa but more recent peddlers who made illegal sales of all kinds of questionable merchandise smuggled in on European ships, به خاطر فروشندگان دوره‌گردی بود که اخیرا به آن‌جا هجوم آورده بودند و هرگونه شی‌ء غجیب و غریبی را به فروش می‌رساندند اشیایی که به صورت قاچاق با کشتی از اروپا وارد می‌شدند در بازار سیاه به فروش می‌رفتند. mizan_test_en_fa She sank into the hot clamor of the shoeshine boys and the bird sellers, از شنیدن زبان کوچه‌بازاری غیرقابل فهم واکسی‌ها و پرنده‌فروشان و کسانی که کتاب‌های دست دوم می‌فروختند، mizan_test_en_fa the hawkers of cheap books and the witch doctors, و شارلاتان‌هایی که می‌خواستند خود را پزشک جا بزنند هاج و واج مانده بود. mizan_test_en_fa Then she went to the candy sellers sitting behind their big round jars and she bought six of each kind, pointing at the glass because she could not make herself heard over all the shouting: بعد از آن‌جا به قنادی پا گذاشت صدایش از شدت همهمه به گوش نمی‌رسید با انگشت به شیشه‌ها و جعبه‌ها اشاره می‌کرد و از هر چیز شش تا می‌خرید. mizan_test_en_fa She was awakened from the spell by a good natured black woman with a colored cloth around her head who was round , یک زن سیاهپوست بسیار خوشرو از سحر و جادو بیرونش کشید، زنی بود چاق با روسری رنگارنگ به سر، mizan_test_en_fa and handsome and offered her a triangle of pineapple speared on the tip of a butcher' s knife. روی نوک کارد آشپزخانه یک قاچ سه گوش از آناناس به او تعارف می‌کرد. mizan_test_en_fa alone in the many chance encounters of their very long lives, در طی عمر طولانی هر دوی آن‌ها، با وجود این‌که چندین و چند بار بر حسب اتفاق یکدیگر را ملاقات کردند، mizan_test_en_fa and with enough self control to hide the lump in his throat caused not by terror but by sadness. با وقار در خطی مستقیم پیش رفت و تا آن‌جا که امکان داشت، سعی کرد بر خود مسلط شود تا بغضش نترکد بغض که گلویش را فشار می‌داد، نه از غم که از وحشت بود. mizan_test_en_fa and he said three rosaries to the Holy Spirit and all the prayers he could remember to ward off calamities and shipwrecks and all manner of night terrors, برای دور کردن خیالات کشتی شکستگی و صدها فاجعه دیگر که شب همیشه به همراه داشت، سه بار دعاهای حضرت مسیح خواند، به اضافه تمام دعاهایی که بلد بود و به یادش مانده بودند. mizan_test_en_fa and he hung in their place, next to his father' s only diploma, the many diverse ones he himself had received with highest honors from various schools in Europe. به‌جای باقی تابلوها تنها دیپلم پدرش و چندین و چند دیپلم خودش را که در مدارش مختلف اروپایی با معدل‌های بسیار عالی گرفته بود، به دیوار آویخت. mizan_test_en_fa He fought in vain to stop them from tossing garbage into the mangrove thickets that over the centuries had become swamps of putrefaction, از جانب دیگر تمام سعی و کوشش خود را به کار برد تا مردم زباله‌های خود را در مرداب‌ها که قرن‌ها بود انبار زباله‌های گندیده شده بود، نریزند mizan_test_en_fa and there was no room left in the churches despite the fact that they had dispatched the decayed remains of many nameless civic heroes to the communal ossuary. و در کلیساها هم با وجود این‌که بقایای اجساد بسیاری از قهرمانان گمنام را از زیر خاک بیرون کشیده و به قبرستان عمومی منتقل کرده بودند، جایی پیدا نمی‌شد. mizan_test_en_fa but because one of our most widespread virtues was a certain reticence concerning personal misfortune. بلکه به این خاطر که از عادات حسنه‌ی اهالی شهر خجالت کشدن از فجایعی بود که بر سرشان می‌آمد مردم با حرمت هرچه تمام‌تر بدبختی‌ها را به‌روی خود نمی‌آوردند، mizan_test_en_fa and he studied with the most outstanding epidemiologist of his time and the creator of the cordons sanitaires, Professor Adrien Proust, father of the great novelist. به کلاس‌های پروفسور آدرین پروست، پدر آن نویسنده‌ی معروف رفت آن پروفسور مهم‌ترین متخصص امراض عفونی بود و برای جلوگیری از شیوع بیماری‌های عفونی، قرنطینه را اختراع کرده بود. mizan_test_en_fa She asked herself with what authority a woman who had made her life miserable because of an innocent letter served as the emissary of love, از خود پرسید زنی که آن‌طور با خشونت و اقتدار، به خاطر یک نامه‌ی معصومانه زندگی او را به هم ریخته بود چگونه می‌توانست در لباس راهبگی، عشق و محبت به جهان عرضه کند. mizan_test_en_fa but she walked off the boat radiant, very much a woman, and excited after the bad night at sea. بسیار شوخ و شنگول به نظر می‌رسید، گرچه به هر حال شب بدی را در کشتی گذرانده بود به یک زن درست و حسابی تبدیل شده بود. mizan_test_en_fa Accustomed to large scattered families in houses where no one was certain how many people were living or eating at any given time, برای ئیلده‌براندا که به خانواده‌ی پرجمعیت و پراکنده عادت داشت و در خانه‌ای زندگی کرده بود که هیچ‌کس دقیقا نمی‌دانست چند نفر در آن زندگی می‌کنند و چند نفر سر میز شام و ناهار حاضر می‌شوند، mizan_test_en_fa Hildebranda could not imagine a girl her age reduced to the cloister of a private life. فهم این که چطور دختری به سن و سال او می‌تواند آن‌طور گوشه‌گیر شده باشد، بسیار ثقیل بود. mizan_test_en_fa because she never would have admitted that Florentino Ariza, for better or for worse, نمی‌خواست اقرار کند که خوب یا بد، mizan_test_en_fa was the only thing that had ever happened to her in her life. فلورنتینو آریثا تنها مردی بود که سر راه زندگی او سبز شده بود و تنها ماجرای زندگی او به شمار می‌رفت. mizan_test_en_fa and saw the resemblance to the daguerreotypes of their grandmothers, غش‌غش خندیدند چون دیدند که چقدر به عکس‌های مقوایی قهوه‌ای رنگ مادربزرگ‌هایشان شبیه شده‌اند. mizan_test_en_fa and they went off happy, laughing for all they were worth, to have the photograph of their lives taken. کرکرکنان و با خوشحالی تمام رفتند تا مهم‌ترین عکس زندگیشان را بیندازند. mizan_test_en_fa To accommodate the unexpected travelers, the Captain, a giant from Curacao, ناخدا که مردی بود عظیم‌الجثه و اهل کوراسائو موفق شد، mizan_test_en_fa called on the passengers' indigenous sense of patriotism. از حس وطن‌پرستی مسافران سوءاستفاده کند و آن مسافران پیش‌بینی‌نشده را به بهترین نحوی سر و سامان بدهد. mizan_test_en_fa and that as a consequence no sacrifice was too great if it would allow a family , و در نتیجه هر نوع از جان‌گذشتگی برای چنین خانواده‌ی شریفی کم است. mizan_test_en_fa of such distinction to feel more at home in our country than in their own. می‌بایستی در این کشور از خانه خودشان هم بیش‌تر در رفاه و آسایش باشند. mizan_test_en_fa At first he did not regret it, در ابتدا چندان احساس تأسف نکرد و ناراحت نشد، mizan_test_en_fa for the river was high at that time of year and the boat navigated without any difficulty for the first two nights. چون در آن فصل از سال، رودخانه‌ای پرآب بود و کشتی، در دو شب اول، بلامانع و آرام راه خود را پیمود. mizan_test_en_fa with a cargo of cattle for Jamaica, که حیواناتی را به جامائیکا حمل می‌کرد، mizan_test_en_fa and were informed that the vessel with the plague flag was carrying two people sick with cholera, و به آن‌ها اطلاع داد که آن کشتی حامل پرچم وبا در بین مسافران خود، دو مبتلا به مرض وبا را حمل می‌کرده، mizan_test_en_fa On other nights he wrote anguished letters , بعضی شب‌ها هم برای او نامه‌هایی پر از دلتنگی می‌نوشت، mizan_test_en_fa and then scattered their fragments over the water that flowed toward her without pause. که بعد پاره‌شان می‌کرد و در رودخانه می‌ریخت و آب، آن تکه‌ها را به سوی او می‌برد. mizan_test_en_fa with bustles under their silk skirts, با بالش‌های کوچکی در قسمت ماتحت دامن‌های ابریشمی خود، mizan_test_en_fa and lace gorgets and broad brimmed hats trimmed with crinoline flowers, با یقه‌هایی توری که سینه‌شان را می‌پوشاند و کلاه‌هایی با لبه‌های بزرگ که رویش با گل‌های مصنوعی زینت داده شده بود. mizan_test_en_fa At first he thought that the older one might be the mother of the other two, ابتدا فکر کرد که بلکه آن خانمی که سنش از دوتای دیگر بیش‌تر بود، مادر آن‌ها باشد، mizan_test_en_fa but then he realized she was not old enough for that, ولی بعد متوجه شد که جوان‌تر از این حرف‌هاست. mizan_test_en_fa He observed that at times two of them stayed out for a breath of cool air until very late, متوجه شد که دوتا از آن‌ها از کابین خارج می‌شوند تا روی عرشه تا دیروقت کمی هوا بخورند، mizan_test_en_fa while the third remained behind, caring for the infant, و سومی در کابین بالای سر بچه بیدار می‌ماند. mizan_test_en_fa but one night when it was very hot all three of them left the cabin, ولی یک شب که هوا از همیشه گرم‌تر شده بود، هر سه آن‌ها از کابین خارج شدند، mizan_test_en_fa carrying the baby, who was asleep in the wicker cage covered with gauze. بچه را هم که در آن قفس بزرگ حصیری خفته بود همراه آورده بودند و روی قفس هم یک پارچه توری انداخته بودند. mizan_test_en_fa Despite the tangle of clues, Florentino Ariza soon rejected the possibility that the oldest had been the perpetrator of the assault, فلونتینو آریثا با بررسی آن‌همه نشانه‌های بغرنج به این نتیجه رسد آن زنی که از دوتای دیگر بزرگ‌تر است غیرممکن است چنان کاری کرده باشد، mizan_test_en_fa and with as much dispatch he also absolved the youngest, پس از آن، جوان‌ترین آن‌ها را نیز تبرئه کرد. mizan_test_en_fa but only because his avid observations of the three women , صرفا به خاطر این‌که با زیر نظر گرفتن آن سه زن، mizan_test_en_fa had persuaded him to accept as truth the profound hope that his sudden lover was in fact the mother of the caged infant. در ته دل امیدوار یا بهتر بگوییم مطمئن بود که آن عاشق چند دقیقه‌ای کس دیگری نبود بجز مادر آن بچه محبوس در قفس. mizan_test_en_fa That supposition was so seductive that he began to think about her with more intensity than he thought about Fermina Daza, این فرضیه چنان او را فریب داد که متوجه شد دارد بیش‌تر به آن زن فکر می‌کند تا به فرمینا داثا، mizan_test_en_fa ignoring the evidence that this recent mother lived only for her child. بدون این‌که حالیش بشود که آن زن تمام حواسش پی بچه است و بس. mizan_test_en_fa while the other two played Chinese checkers, دو زن دیگر یک نوع تخته نرد چینی بازی می‌کردند، mizan_test_en_fa and when at last she managed to put him to sleep she would hang the wicker cage from the ceiling on the cooler side of the railing. و او هنگامی که موفق می‌شد بچه را بخواباند، قفس حصیری را در خنک‌ترین نقطه عرشه از سقف آویزان می‌کرد به دقت زیر نظر گرفته بودش. mizan_test_en_fa He even observed the changes in her breathing, watching the reliquary that hung on her batiste blouse تنفسش را در زیر آن بلوز توری می‌شمرد تا ببیند تغییراتی در آن حاصل می‌شود یا نه نگاه می‌کرد تا ببیند آویز گردنبند تا چه حد تکان می‌خورد. mizan_test_en_fa as he looked at her without dissimulation over the book he pretended to read, از بالای کتابی که به خواندنش تظاهر می‌کرد نگاه می‌کرد، mizan_test_en_fa and he committed the calculated impertinence of changing his seat in the dining room so that he would face her. و حتی با کمال وقاحت جای خود را در سالن پذیرایی مدام عوض می‌کرد تا همیشه روبرویش قرار بگیرد. mizan_test_en_fa he waved goodbye to Rosalba, دستش را به علامت خداحافظی به طرف روزآلبا تکان داد. mizan_test_en_fa and the three women responded in kind, آن سه زن هم با هم، با تکان دادن دست، جوابش را دادند. mizan_test_en_fa with a familiarity that cut him to the quick because his boldness came too late. چنان خودمانی که افسوس خورد چقدر دیر شهامت به دست آورده است. mizan_test_en_fa Then he felt alone in the world, حس کرد که در جهان یکه و تنها بر جای مانده است، mizan_test_en_fa and the memory of Fermina Daza, lying in ambush in recent days, dealt him a mortal blow. و خاطره فرمینا داثا که در آن چند روز اخیر در کمین نشسته بود، با پنجه‌های مرگبار خود به او حمله‌ور شد. mizan_test_en_fa He knew that she was to have an elaborate wedding, حتم داشت که او با جشن عروسی مفصلی به خانه‌ی شوهر می‌رود، mizan_test_en_fa and then the being who loved her most, و او که از تمام عالم بیش‌تر دوستش دارد، mizan_test_en_fa who would love her forever, would not even have the right to die for her. و تا آخر عمر نیز دوستش خواهد داشت، حتی حق ندارد جانش را فدای او کند. mizan_test_en_fa as she was about to give her vow of love and obedience to a man who wanted her for his wife only as a social adornment, آری، درست موقعی که داشت سوگند عشق و اطاعت به مردی را بر زبان می‌آورد که فقط به خاطر یک زینت اجتماعی با او ازدواج می‌کرد. mizan_test_en_fa and if at times he sat down to pick at food, it was in the hope that Fermina Daza would be at the table , اگر هم گاهی سر میز می‌نشست تا لقمه‌ای در دهان بگذارد صرفا" به‌خاطر این بود که تصور می‌کرد فرمینا داثا در کنارش نشسته است، mizan_test_en_fa or, conversely, to deny her the homage of fasting for her sake. یا برای این‌که به او حالی کند که به خاطر او نیست که اعتصاب غذا کرده است. mizan_test_en_fa At times his solace was the certainty that during the intoxication of her wedding celebration, اغلب، خود را با این فکر مشغول می‌کرد و به خود تسلی خاطر می‌بخشید، mizan_test_en_fa even during the feverish nights of her honeymoon, که فرمینا داثا در سرمستی جشن عروسی یا در شب‌های تب‌آلود ماه عسل، mizan_test_en_fa the Captain gave the traditional farewell party, ناخدا جشن همیشگی خداحافظی را برپا ساخت، mizan_test_en_fa with a woodwind orchestra composed of crew members, and fireworks from the bridge. با ارکستری از سازهای بادی که از خود خدمه تشکیل شده بود فشفشه‌های رنگارنگ از جایگاه ناخدا به هوا می‌رفت. mizan_test_en_fa The minister from Great Britain had survived the odyssey with exemplary stoicism, آن وزیرمختار انگلیسی هم به خوبی تمام ناملایمتی‌های سفر را تحمل کرده، mizan_test_en_fa shooting with his camera the animals they would not allow him to kill with his rifles, و از حیواناتی که اجازه نداده بودند تا با تفنگ دولول خود شکارشان کند، با دوربین عکس گرفته بود. mizan_test_en_fa when he thought the moment had come for the newlyweds to flee in secret through a false door, مجسم می‌کرد که موقع آن فررسیده که عروس و داماد از در مخفی، یواشکی بیرون بزنند، mizan_test_en_fa to give themselves over to the delights of their first night. و از آن‌جا فرار کنند تا خود را به لذت شب زفاف برسانند. mizan_test_en_fa because in the marasmus of the sedatives he had resolved once and for all that he did not give a damn about the brilliant future of the telegraph , گیج از آن‌همه داروی مسکن تصمیم گرفته بود یک بار برای همیشه آن آتیه درخشان تلگراف را از سر بیرون کند، mizan_test_en_fa and that he would take this very same boat back to his old Street of Windows. و با همان کشتی به خانه‌ی قدیمی خود در کوچه پنجره‌ها بازگردد. mizan_test_en_fa he threw his petate into the water, رختخواب سفری خود را به دریا افکند، mizan_test_en_fa and followed it with his eyes as it floated past the beacon lights of the invisible fishermen, left the lagoon, and disappeared in the ocean. و با نگاهش آن را از میان چراغ‌های ماهیگیرانی نامرئی دنبال کرد تا این‌که از آن خلیج بیرون رفت و به اقیانوس رسید. mizan_test_en_fa where he supposed that the lady of his misfortune was still dozing, جایی که تصور می‌کرد محبوبه‌ای که او را آن‌طور بدبخت کرده بود، mizan_test_en_fa her head on the shoulder of her satiated husband. در حال خواب و بیداری است و سرش را به شانه آن داماد کامروا تکیه داده است. mizan_test_en_fa Florentino Ariza was the first to jump on land from the mail sloop, فلورنتینو آریثا اولین کسی بود که از قایق پست روی ساحل پرید، mizan_test_en_fa and from that time on he no longer detected the fetid reek of the bay in the city, but was aware only of the personal fragrance of Fermina Daza. و بوی گند خلیج را فراموش کرد فقط بوی خاص فرمینا داثا را در محیط شهر استشمام می‌کرد. mizan_test_en_fa and sometimes they played billiards or conversed in the outdoor cafe s under the arches around the Plaza of the Cathedral, گاه به کافه‌ای می‌رفتند تا بیلیارد بازی کنند و گاه هم در کافه‌های کنار خیابانی، در زیر طاقی‌های میدان کلیسای جامع دور هم جمع می‌شدند تا وراجی کنند mizan_test_en_fa One night during the war, the celebrated Widow Nazaret took refuge in his house, شبی در جنگ، بیوه‌زن مشهور ناثارث، وحشتزده به خانه‌ی آن‌ها پناهنده شد، mizan_test_en_fa because hers had been destroyed by cannon fire during the siege by the rebel general Ricardo Gaitan Obeso. چون خانه خودش با شلیک توپ ژنرال شورشی ریکاردو گائیتان اوبسو ویران شده بود. mizan_test_en_fa Florentino Ariza had not made love since he lost his virginity to Rosalba in the cabin on the boat, فلورنتینو آریثا از وقتی در کابین روزآلبا بکارت خود را از دست داده بود، دیگر عشقبازی نکرده بود، mizan_test_en_fa and in this emergency it seemed natural to him that the widow should sleep in the bed and he in the hammock. و به نظرش در شبی آن‌طور اضطراری، خیلی طبیعی می‌رسید که آن بیوه‌زن در بستر او بخوابد و خودش شب را در ننو بگذراند. mizan_test_en_fa and in the meantime she removed her widow' s weeds and tossed them in the air, غم و غصه‌ای بود تسلی‌ناپذیر و در همان حال که حرف می‌زد، یکی‌یکی آنچه را که نشانه بیوه‌زنی‌اش بود از تن درمی‌آورد و به هوا پرتاب می‌کرد. mizan_test_en_fa She did it with so much joy, and with such well measured pauses, عملیات را چنان با خوشی انجام می‌داد و مکث‌هایش چنان به دقت اندازه‌گیری شده بود، mizan_test_en_fa that each of her gestures seemed to be saluted by the cannon of the attacking troops, که گویی هر حرکت او درودی است از جانب شلیک آن توپ‌های گروه انقلابی، mizan_test_en_fa which shook the city down to its foundations. توپ‌هایی که صدای شلیکشان تا بن و ریشه شهر را تکان می‌داد. mizan_test_en_fa When the troops of General Gaitan Obeso were defeated after a sixty three day siege, وقتی پس از شصت‌و سه روز محاصره، قوای ژنرال گائیتان اوبسو شکست خورد، mizan_test_en_fa she rebuilt the house that had been damaged by cannon fire, به خانه‌اش که با توپ ویران شده بود برگشت و آن را نوسازی کرد. mizan_test_en_fa On only one occasion did she hover on the edge of public scandal, فقط یک بار کم مانده بود رسوایی بالا بیاید، mizan_test_en_fa when the rumor circulated that Archbishop Dante de Luna had not died by accident after eating a plate of poisonous mushrooms but had eaten them intentionally, آن هم موقعی که شایع شده بود اسقفی به نام دانته د لونا که مرده بود، مرگش صرفا تصادفی به خاطر خوردن یک بشقاب قارچ زهرآلود نبود، mizan_test_en_fa With all his perseverance, he tried to teach her the tricks he had seen others perform through the peepholes in the transient hotel, مرد تمام سعی و کوشش خود را به کار برد تا آن همه حیله‌ای را که در آن مسافرخانه، از سوراخ اتاق‌های مقوایی دیده بود، به او یاد بدهد، mizan_test_en_fa She never understood the charm of serenity in bed, هرگز آرامش جادویی رختخواب را درک نکرد، mizan_test_en_fa never had a moment of invention, هرگز چیزی به او الهام نمی‌شد، mizan_test_en_fa and her orgasms were inopportune and epidermic: an uninspired lay. اوج لذت عشقش هم بی‌موقع و سطحی بود: چیزی بود مثل یک مشت گرد و غبار غم‌انگیز. mizan_test_en_fa Little by little, listening to her sleep, همان‌طور که داشت به حرف‌های زن در خواب گوش می‌داد، mizan_test_en_fa he pieced together the navigation chart of her dreams, رفته‌رفته قطعات پاره‌پاره نقشه دریایی خواب‌های او را به هم چسباند، mizan_test_en_fa and sailed among the countless islands of her secret life. و ترکیب داد و با آن جزایر بی‌شمار زندگی خصوصی او، آشنایی پیدا کرد، mizan_test_en_fa And something else that from that time on would be her reason for living: و بعد هم چیزی را به او آموخته بود که پس از آن پایه استوار زندگی او شد: mizan_test_en_fa he convinced her that one comes into the world with a predetermined allotment of lays, هر یک از ما با سلول‌هایی خاص خودمان آفریده شده‌ایم و آن‌هایی که به منظور خاصی، mizan_test_en_fa and whoever does not use them for whatever reason, one' s own or someone else' s, willingly or unwillingly, loses them forever. شایسته یا ناشایسته، ارادی یا به جبر، استفاده نمی‌شوند، خاک می‌شوند و برای ابد از بین می‌روند. mizan_test_en_fa Still, because he thought he knew her better than anyone else, با این حال فلورنتینو آریثا که تصور می‌کرد بهتر از هر کس دیگری او را می‌شناسد، mizan_test_en_fa Florentino Ariza could not understand why a woman of such puerile resources should be so popular a woman, moreover, موفق نمی‌شد درک کند که چطور زنی آن‌طور بچگانه، توانسته است آن همه طرفدار و خاطرخواه به دست آورد. mizan_test_en_fa The only explanation he could think of, one that could not be denied, تنها منطقی که هیچ‌کس دیگر نیز آن را رد نمی‌کرد، mizan_test_en_fa was that the Widow Nazaret had enough tenderness to make up for what she lacked in the marital arts. این بود که آن زن گرچه از رموز بستر بی‌اطلاع بود ولی لطف و مهربانی کافی برای به دست آوردن دل همه داشت. mizan_test_en_fa But instead of their forming a permanent union, of the kind his mother dreamed about, به جای این‌که بنابر آرزوی مادرش به یک زوج تبدیل بشوند، mizan_test_en_fa both used it to embark on a profligate way of life. هر دو به درد این خوردند که یک به یک جداگانه پای به جهان بگذارند. mizan_test_en_fa which he recorded with the rigor of a notary in a coded book, آن‌ها را رفته‌رفته در کتابچه حساب مخصوص سردفتران اسناد رسمی یادداشت می‌کرد. mizan_test_en_fa recognizable among many others by the title that said everything: Women. مطالبش در بین نوشته‌های دیگر، خیلی مشخص بود آن هم صرفا به‌خاطر عنوان آن: زن‌ها. mizan_test_en_fa he had some twenty five notebooks, with six hundred twenty two entries of long term liaisons, او در حدود بیست و پنج کتابچه داشت که در آن ششصد و بیست و دو عشق را یادداشت کرده بود که رابطه آن طول کشیده بود، mizan_test_en_fa and he continued to believe it with a feeling of boundless freedom until one fateful Sunday when, with no warning and no presentiments, و همان‌طور در عقیده خود در رهایی از آن عشق باقی ماند تا یک روز یکشنبه بداقبال که بدون آن‌که قلبش به او اطلاع قبلی داده باشد، mizan_test_en_fa , he saw her leaving High Mass on her husband' s arm, او را دید که زیربغل شوهرش را گرفته و دارد از مراسم نماز کلیسا خارج می‌شود. mizan_test_en_fa besieged by the curiosity and flattery of her new world. دنیایی نو او را با ستایش و کنجکاوی در آغوش گرفته بود. mizan_test_en_fa Although that was not her intention, it was the correct way to respond to anonymous letters, بهترین و صحیح‌ترین راه جواب به نامه‌ها، همان سکوت و بی‌اعتنایی بود گرچه او آن را به عمد انجام نداده بود. mizan_test_en_fa from a class accustomed by the affronts of history to bow before faits accomplis. طبقه اجتماعی او عادت داشت در مقابل دشواری‌های قضا و قدر، سر فرود آورد. mizan_test_en_fa who one day were convinced of the uselessness of their intrigues, زن‌هایی که در زیر خشم و درد خرد می‌شدند و، mizan_test_en_fa and appeared unannounced in the little Park of the Evangels as if it were their own home, درمی‌یافتند توطئه گریشان تا چه حد پوچ و بی‌فایده بوده است، بدون خبر قبلی خودشان را به خانه او در پارک انجیل‌نویسان می‌رساندند. mizan_test_en_fa bearing recipes and engagement gifts. بعد خیلی خودمانی مثل این‌که خانه خودشان باشد، یک عالم دستور آشپزی و هدیه تقدیم می‌کردند. mizan_test_en_fa so that the ladies with long last names could emerge from their shadowy sanctuaries, خابی، به‌خاطر این‌که خانم‌هایی که نام خانوادگیشان چند کلمه‌ای بود بتوانند از پناهگاه‌های نیمه‌تاریک خود بیرون بزنند، mizan_test_en_fa and radiant in their own borrowed jewels, و با جواهرات عاریه‌ای که مال خودشان بود، بدرخشند. mizan_test_en_fa three times President of the Republic, philosopher, poet, کسی که سه بار رئیس جمهور شده بود و فیلسوف، شاعر و سراینده ملی کشو بود. mizan_test_en_fa and author of the words to the national anthem, as anyone could learn, from that time on, in some of the more recent dictionaries. سرودی که کلماتش از همان زمان به لغت‌نامه‌های تازه چاپ راه پیدا کرده بود. mizan_test_en_fa She was married forever after at the main altar of the Cathedral, with a Mass at which three bishops officiated, دختر در جلوی نمازخانه کلیسا با مراسمی که سه اسقف آن را اجرا می‌کردند، mizan_test_en_fa at eleven o' clock in the morning on the day of the Holy Trinity, در ساعت یازده صبح جمعه‌ای در یک عید مذهبی، ازدواج کرد و سوگند ابدی خورد. mizan_test_en_fa who at that hour was delirious with fever, dying because of her, به حال کسی که در آن لحظه در دریای طوفانی با کشتی به جایی می‌رفت، mizan_test_en_fa lying without shelter on a boat that was not to carry him to forgetting. که فراموشی در پیش نداشت و در تبی هذیان‌آلود برای او می‌مرد. mizan_test_en_fa During the ceremony, and later at the reception, she wore a smile that seemed painted on with white lead, دختر در مراسم عقد و بعد در جشن، تبسمی ثابت به روی لب داشت که انگار آن را روی دهانش نقاشی کرده بودند، mizan_test_en_fa a soulless grimace that some interpreted as a mocking smile of victory, با حالتی بی‌روح که خیلی‌ها آن را پوزخندی از بابت پیروزی تعبیر کردند. mizan_test_en_fa The ship of the Compagnie Ge ne rale Transatlantique, its itinerary upset by bad weather in the Caribbean, کشتی شرکت کشتیرانی اقیانوس‌پیما، به‌خاطر هوای بد و طوفانی دریای کارائیب مجبور شده بود برنامه‌ی خود را تغییر دهد. mizan_test_en_fa announced only three days in advance that its departure had been moved ahead by twenty four hours, فقط سه روز قبل از تاریخ موعود حرکت، اطلاع داده شد که سفر زودتر و تا بیست و چهار ساعت دیگر آغاز می‌شود. mizan_test_en_fa The last to leave saw Lorenzo Daza outside the port taverns, آخرین کسانی که از کشتی پیاده شدند لورنزو داثا را دیدند که در جلوی میکده‌های بندر، mizan_test_en_fa sitting on the ground in the middle of the street, his tuxedo in ruins. در خیابان روی زمین نشسته و لباس رسمی‌اش پاره‌پاره شده است. mizan_test_en_fa and her husband, a diligent physician, did not sleep at all so he could comfort her, شوهرش که پزشکی اختصاصی شده بود برای تسکین دادن او، تمام شب بیدار ماند و لحظه‌ای چشم برهم نگذاشت، mizan_test_en_fa which was all that an overly distinguished physician knew how to do for seasickness. تنها کاری که از دست یک پزشک جاذق علیه دریازدگی برمی‌آمد فقط دلداری دادن بود و بس. mizan_test_en_fa after the port of Guayra, and by that time they had spent , از بندر گوآیرا گذشته بودند و تا آن موقع آن‌قدر با هم مانده و با هم حرف زده بودند، mizan_test_en_fa so much time together and had talked so much that they felt like old friends. که انگار مدت‌هاست همدیگر را مثل دو دوست قدیمی می‌شناسند. mizan_test_en_fa On the fourth night, when both resumed their ordinary habits, شب چهارم وقتی هر دو حال طبیعی خود را به دست آوردند، mizan_test_en_fa Dr. Juvenal Urbino was surprised that his young wife did not pray before going to sleep. دکتر خوونال اوربینو از این‌که دید همسر جوانش قبل از خوابیدن، دعا نمی‌خواند، تعجب کرد. mizan_test_en_fa She was frank with him: the duplicity of the nuns had provoked in her a certain resistance to rituals, دختر بسیار صریح و صدیقانه گفت که دورویی راهبه‌ها نسبت به آن مراسم مشکوکش ساخته است، mizan_test_en_fa but her faith was intact, and she had learned to maintain it in silence. و ترجیح می‌دهد در سکوت مطلق ایمان خود را حفظ کند و نه در دعا خواند. mizan_test_en_fa and when she came out in her chemise she covered , بعد، وقتی با پیراهن خواب گشاد از حمام خارج شد، mizan_test_en_fa the cracks around the door with articles of clothing so she could return to bed in absolute darkness. برای آن‌که در ظلمت مطلق پا به به بستر بگذارد، درزهای در را با تکه پارچه پوشاند mizan_test_en_fa Dr. Urbino felt her slide in next to him like a startled little animal, دکتر خوونال اوربینو حس کرد که همانند یک حیوان هراسیده به کنارش می‌خزد، mizan_test_en_fa trying to keep as far away as possible in a bunk where it was difficult for two people to be together without touching. و گرچه سعی دارد تا آن‌جا که ممکن است دور بماند ولی در آن تختخواب تنگ کار مشکلی است. mizan_test_en_fa and when he felt that her tension had given way he made his first attempt to raise her nightgown, وقتی متوجه شد او دیگر آن‌طور منقبض نیست، سعی کرد تا پیراهن خواب او را بالا بزند، mizan_test_en_fa but she stopped him with an impulse typical of her character. ولی دختر با حرکتی ناشی از خصوصیت اخلاقی خود دست او را پس زد mizan_test_en_fa She took it off, in fact, and then she was so still that Dr. Urbino might have thought she was no longer there if it had not been for the glint of her body in the darkness. در واقع پیراهن خواب را از تن درآورد و بعد چنان بی‌حرکت شد که اگر درخشندگی بدنش نبود، دکتر اوربینو ممکن بود فکر کند که او اصلا آن‌جا نیست. mizan_test_en_fa he wet the tip of his forefinger and grazed her nipple when it was caught off guard, نوک انگشت سبابه‌اش را به روی سینه‌ی او گذاشت و زن انفجاری مرگبار را حس کرد، mizan_test_en_fa and she felt a mortal explosion as if he had touched a raw nerve. درست مثل این‌که به یک عصب او ضربه وارد آمده باشد. mizan_test_en_fa But he did not allow their fingers to intertwine; ولی نگذاشت تا انگشتانش در انگشتان او حلقه شوند، mizan_test_en_fa instead he grasped her by the wrist and moved her hand along his body with an invisible but well directed strength بلکه مچ دست او را چسبید و آن را پایین برد، با نیروی نامرئی که بسیار خوب هدف گرفته بود. mizan_test_en_fa The child they had both longed for was born without incident under the sign of Aquarius , پسری که آرزوی هر دوی آن‌ها بود، صحیح و سالم، در برج دلو به دنیا آمد، mizan_test_en_fa and baptized in honor of the grandfather who had died of cholera. و برای تجلیل از پدربزرگش که در زمان وبا از جهان رفته بود، نام او را بر بچه گذاشتند. mizan_test_en_fa just as Florentino Ariza perceived them when he saw them leaving Mass two weeks after their return on that Sunday of his misfortune. درست همان‌طور که فلورنتینو آریثا در آن روز یکشنبه نکبت‌بار متوجه آن شد دو هفته بعد از بازگشت، مراسم نماز که تمام شده بود، آن‌ها را دید که از کلیسا خارج می‌شد. mizan_test_en_fa They came back with a new conception of life, bringing with them the latest trends in the world and ready to lead, چیزهای جدیدی از زندگی آموخته و حاضر و آماده شده بودند آن را به بقیه بیاموزند؛ mizan_test_en_fa he with the most recent developments in literature, music, and above all in his science. دکتر پدیده‌های جدید ادبی و موسیقی و به‌خصوص پزشکی را دنبال می‌کرد. mizan_test_en_fa He had also arranged with his bookseller in Paris to receive works by the most widely read authors, علاوه بر آن با کتابفروشی همشیگی خود در پاریس در تماس بود تا آخرین انتشارات نویسندگان مشهور را دریافت کند و بخواند. mizan_test_en_fa among them Anatole France and Pierre Loti, مثل آناتول فرانس و پیر لوتی. mizan_test_en_fa but under no circumstances anything by Emile Zola, گرچه به هیچ وجه دلش می‌خواست از آثار امیل زولا چیزی بخواند، mizan_test_en_fa whom he found intolerable despite his valiant intervention in the Dreyfus affair. گرچه آن نویسنده در ماجرای دریفوس شهامتی لایق قدردانی از خود نشان داده بود. mizan_test_en_fa Fermina Daza, always resistant to the demands of fashion, فرمینا داثا که همیشه مخالف پیروی از مد بود، mizan_test_en_fa brought back six trunks of clothing from different periods, شش صندوق لباس از زمان‌های مختلف همراه آورده بود، mizan_test_en_fa for the great labels did not convince her. چون مارک‌های معروف چندان نظرش را جلب نکرده بودند. mizan_test_en_fa but on the other hand she filled a trunk with sprigs of artificial cherries, stalks of all the felt flowers she could find, در عوض یک عالم گیلاس مصنوعی و دسته‌گل‌های مصنوعی، mizan_test_en_fa branches of ostrich plumes, crests of peacocks, tailfeathers of Asiatic roosters, entire pheasants, hummingbirds, از هر نوع، خرید و دسته‌دسته پر شترمرغ و طاووس و دم خروس‌های آسیایی قرقاول‌های درسته، پرندگان کوچک مناطق حاره، mizan_test_en_fa before the spring winds leveled everything with ashes, می‌خواست آن را قبل از ورود بادهای بهاری که همه چیز را در راه خود خاکستر می‌کردند به خود بزند، mizan_test_en_fa but she used it only once because she did not recognize herself in the new scent. ولی فقط یک بار از آن استفاده کرد چون با تغییر عطرهمیشگی از خودش خوشش نمی‌آمد. mizan_test_en_fa the terrifying blaze that destroyed almost all the gondolas off St. Mark' s Square in Venice, دومین خاطره این بود که با قلبی محزون از پنجره اتاق هتل خود در ونیز، mizan_test_en_fa which they witnessed with grieving hearts from the window of their hotel, شاهد یک آتش‌سوزی شده بودند که تقریبا تمام قایق‌های جلوی میدان سان‌مارکوی ونیز را به آتش کشانده بود. mizan_test_en_fa because someone said that he had said, although no one actually heard him say it, مشهور بود چون یک نفر از قول او گفته بود بدون این که در واقع کسی آن را به گوش شنیده باشد، mizan_test_en_fa that our Constitution was meant for a nation not of men but of angels. که قانون اساسی ما نه برای انسان‌ها که برای فرشتگان آسمانی نوشته شده است. mizan_test_en_fa who traveled to France went out of their way to see him. و اکثر هموطنان ما که برای سفر به کشور فرانسه می‌رفتند، خود را به آب و آتش می‌زدند تا برای لحظه‌ای هم شده او را از نزدیک ببینند. mizan_test_en_fa of a snowy afternoon when they were intrigued by a crowd that defied the storm outside a small bookshop on the Boulevard des Capucines, در بعدازظهری برفی، جلوی یک کتابفروشی در بولوار کاپوسین جمعی را دیدند که در آن هوای بد و برفی انتظار می‌کشند. mizan_test_en_fa because Oscar Wilde was inside. اسکار وایلد در داخل کتابفروشی بود. mizan_test_en_fa Dr. Urbino had stopped just to watch him, دکتر اوربینو توقف کرده بود تا فقط او را از دور ببیند، mizan_test_en_fa but his impulsive wife wanted to cross the boulevard so that he could sign the only thing she thought appropriate, given the fact that she did not have a book: ولی همسرش با نهایت هیجان می‌خواست از خیابان بگذرد و چون کتابی همراه نداشت، بخواهد تنها چیزی را که به نظرش مناسب می‌رسید امضاء کند: mizan_test_en_fa She was sure that a man as refined as he would appreciate the gesture. مطمئن بود که مردی با آن طبع ظریفانه بدون شک از آن حرکت او خوشش می‌آمد و آن را ستایش می‌کرد، mizan_test_en_fa But her husband objected with firmness, ولی شوهرش سخت مخالفت می‌کرد mizan_test_en_fa It was difficult to imagine anyone who could have assimilated the daily life of Paris with so much speed and so much joy, امکان نداشت بتوان کسی را در نظر مجسم کرد که مثل او آن طور به سرعت و با ذوق و شوق خود را با زندگی روزانه شهر پاریس وفق داده باشد. mizan_test_en_fa He presented himself unannounced in the office of Uncle Leo XII, بدون خبر قبلی به اداره عمویش لئون دوازدهم، mizan_test_en_fa President of the Board of Directors and General Manager of the River Company of the Caribbean, مدیرکل شرکت کشتیرانی رودخانه‌ای کارائیب، رفت و گفت، mizan_test_en_fa and expressed his willingness to yield to his plans. که آماده است با جان و دل برای عملی ساختن نقشه‌های او، خود را در اختیارش بگذارد. mizan_test_en_fa as willing to bring forth a spring of lemonade in the Guajira Desert as to flood, مردی که می‌توانست در صحرای گوآخیرا چشمه‌ای از لیموناد به وجود بیاورد، mizan_test_en_fa a solemn funeral with weeping at his heartbreaking rendition of In Questa Tomba Oscura. و تشییع جنازه‌ای بسیار رسمی و مجلل را با آواز سوزناک خود درباره‌ی تاریکی قبر به شیون بکشاند. mizan_test_en_fa His head was covered with curls, he had the lips of a faun, با موهای مجعد سر و لب‌های قلوه‌ای اساطیر یونانی، mizan_test_en_fa and all he needed was a lyre and a laurel wreath to be the image of the incendiary Nero of Christian mythology. فقط یک چنگ دستی و یک تاج افتخار از برگ غار کم داشت تا عینا به شکل نرون در آید؛ به شکل کسی که در افسانه‌های مغرب‌زمین، شهر رم را به آتش کشانده بود. mizan_test_en_fa When he was not occupied with the administration of his decrepit vessels, still afloat out of sheer distraction on the part of fate, در ساعات بی‌کاری خود، موقعی که دیگر به کشتی‌هایش که غیرقابل استفاده به امان خدا رها شده بودند، mizan_test_en_fa or with the problems of river navigation, which grew more and more critical every day, و به رودخانه که وضعش روز به روز بدتر می‌شد، فکر نمی‌کرد، mizan_test_en_fa And yet, even when he had the resources to live like the Roman emperor he resembled, با این حال او حتی موقعی هم که ثروتی کلان به دست آورده بود که می‌توانست به خوبی مثل آن امپراتور رم که شبیه‌اش بود، زندگی کند، mizan_test_en_fa Uncle Leo XII lived in the old city, باز در منطقه‌ی قدیمی شهر زندگی می‌کرد. mizan_test_en_fa His strange nature, which someone once praised in a speech as lucid dementia, شیوه‌ی زندگی عجیب و غریبش را کسی طی نطقی جنون محض نامیده بود؛ mizan_test_en_fa allowed him to see in an instant what no one else ever saw in Florentino Ariza. یعنی همان چیزی که باعث شده بود در فلورنتینو آریثا چیزی ببیند که نه قبل و نه بعد او کسی ندیده بودش. mizan_test_en_fa Uncle Leo XII disregarded what he said concerning his nephew' s bad taste in reading, عمو لئون دوازدهم چندان اعتنایی به گوشزد درباره‌ی ادبیات بد نکرد، mizan_test_en_fa for Lotario Thugut would also say of him that he had been his worst voice student, چون توتار توگوت در مورد خود او نیز گفته بود که بدترین شاگرد موسیقی او بوده است. mizan_test_en_fa In any case, the German was correct in regard to what he had thought about least, به هر حال، مردک آلمانی حق داشت، mizan_test_en_fa which was that Florentino Ariza wrote everything with so much passion that even official documents seemed to be about love. چون فلورنتینو آریثا هر چیزی را چنان با دل و جان می‌نوشت که حتی مدارک و نامه‌های رسمی نیز نامه‌های عاشقانه به نظر می‌رسیدند. mizan_test_en_fa helping unlettered lovers to write their scented love notes, در همان زمان ساعات فراغت خود را در راسته‌ی میرزابنویس‌ها می‌گذراند و برای عشاق بسیار جوان نامه‌های معطر می‌نوشت، mizan_test_en_fa in order to unburden his heart of all the words of love that he could not use in customs reports. و قلب خود را از کلمات عاشقانه‌ای خالی می‌کرد که نتوانسته بود در گزارشات گمرکی به کار ببرد. mizan_test_en_fa everyone who crossed his path suffered the consequences of the overwhelming determination, هر کسی جلوی راهش به او برمی‌خورد متوجه می‌شد که چگونه سرسختانه و مصمم پیش می‌رود. mizan_test_en_fa capable of anything, that lay behind his helpless appearance. آری، در پشت ظاهر بی‌چاره خود قادر به انجام هر کاری بود. mizan_test_en_fa He fulfilled all his duties with admirable skill, با ظرفیتی قابل ستایش هرکاری را به انجام می‌رساند، mizan_test_en_fa studying every thread in that mysterious warp that had so much to do with the offices of poetry, یکی‌یکی نخ‌های آن کلافق درهم پیچیده و مرموز را زیر نظر می‌گرفت، درست مثل حلاجی یک شعر. mizan_test_en_fa but he never won the honor he most desired, which was to write one, just one, acceptable business letter. ولی هرگز موفق نشد مدال افتخار نبردی را به دست آورد که آن همه آرزویش بود، یعنی نوشتن یک نامه اداری که قابل قبول باشد آری، فقط یک نامه. mizan_test_en_fa Without intending to, without even knowing it, بدون این که متوجه شده باشد، بدون این‌که اطلاعی داشته باشد، mizan_test_en_fa he demonstrated with his life that his father had been right when he repeated until his dying day, در زندگی خود ثابت کرد که حق به جانب پدرش بود که تمام عمر تا نفس آخر، تکرار کرده بود: mizan_test_en_fa that there was no one with more common sense, هیچ کس در جهان مثل شاعر یا شاعر مسلک، واقع‌بین نیست. mizan_test_en_fa no stonecutter more obstinate, no manager more lucid or dangerous, than a poet. نه آن سنگ‌تراشان ساعی و نه آن مدیران کوشا هیچ‌کدام به خطرناکی شاعران نیستند. mizan_test_en_fa He told him that Pius V Loayza used the offices for matters more pleasant than work, برای او تعریف می‌کرد که چگونه پیوس پنجم لوآیسا امور اداره را طوری تنظیم رکده بود که بجز کار، mizan_test_en_fa and that he always arranged to leave the house on Sundays, سرگرمی هم باشد و ترتیبی داده بود که روزهای یکشنبه، mizan_test_en_fa What is more, he had an old boiler installed in the warehouse patio, علاوه بر آن داده بود در حیاط انبار یک کوره کار گذاشته بودند، mizan_test_en_fa with a steam whistle that someone would sound with navigation signals in the event his wife became suspicious. که اگر همسرش ناغافل سر می‌رسید یک نفر سوت آن را با رمز کشتیرانی به صدا درمی‌آورد. mizan_test_en_fa According to his calculations, Uncle Leo XII was , عمولئون دوازدهم با حساب و کتابی که می‌کرد، mizan_test_en_fa certain that Florentino Ariza had been conceived on a desk in some unlocked office on a hot Sunday afternoon, مطمئن بود که نطفه‌ی فلورنتینو آریثا روی یک میز تحریر بسته شده است در بعدازظهری از یک روز یکشنبه گرم در دفتری که در آن خوب بسته نشده بود، mizan_test_en_fa She survived him by many years, همسر او سال‌های سال بعد از او زنده ماند، mizan_test_en_fa destroyed by the bitterness of not having a child and asking God in her prayers for the eternal damnation of his bastard son. غم‌زده و افسرده از این که چرا از او فرزندی مشروع نداشت و در دعاهایش آن پسر نامشروع را تا ابد نفرین می‌کرد. mizan_test_en_fa who had at last gone into the river business, مردی که اصلا و ابدا از مسائل مادی چیزی سرش نمی‌شد، mizan_test_en_fa because his older brother had been a very close collaborator of the German commodore Johann B. و صرفا چون برادر ارشدش همکار آن ناخدای افتخاری آلمانی، یوهان ب. mizan_test_en_fa Elbers, the father of river navigation. البرس، بنیانگذار کشتیرانی روی رودخانه بود، وارد این مؤسسه تجاری شده بود. mizan_test_en_fa and all bore her surname and the name of a pope chosen at random from the calendar of saints' days, هرکدام هم نام خانوادگی او را داشتند و نام آن‌ها نیز از روی کتاب زندگی مقدسین بر حسب باز کردن صفحه کتاب انتخاب شده بود: نام یک پاپ. mizan_test_en_fa The man called Florentino was their maternal grandfather, کسی که نامش فلورنتینو بود، پدربزرگ مادری همه‌ی آن‌ها بود، mizan_test_en_fa so that the name had come down to the son of Transito Ariza after skipping over an entire generation of pontiffs. و از روی یک نسل پاپ گذشته بود تا خود را به پسر ترانزیتو آریثا برساند. mizan_test_en_fa Florentino Ariza did not see the resemblance that people observed, فلورنتینو آریثا، بر خلاف عقیده همگانی، وجه مشترک و شباهتی بین خود و پدرش نمی‌دید، mizan_test_en_fa but according to his Uncle Leo XII, Pius V was also reprimanded for the lyricism of his documents. ولی عمولئون دوازدهم می‌گفت که حتی پیوس پنجم را هم به خاطر شاعرانه بودن مدارک رسمی‌اش سرزنش کرده بودند. mizan_test_en_fa In any case, he did not resemble him in the pictures, or in his memories of him, به هر حال او نه به عکس‌های پدرش شباهت داشت و نه به آنچه از او در خاطر داشت، mizan_test_en_fa or in the image transfigured by love that his mother painted, و نه حتی به تصویری که مادرش از او توصیف می‌کرد؛ تصویری که با حیله عشق تغییر شکل یافته بود. mizan_test_en_fa or in the one unpainted by his Uncle Leo XII with his cruel wit. به تصویر توصیف شده‌ی عمولئون دوازدهم از پدرش هم شباهتی نداشت؛ تصویری که عمویش می‌خواست با سنگدلی مهربانانه‌اش به او بقبولاند و چیزی را به خورد او بدهد که واقعیت نداشت. mizan_test_en_fa He thought he knew that at one time his father slept there, very early in his love affair with Transito Ariza, حدس می‌زد که پدرش در ابتدای عشق با ترانزیتو آریثا، مدت زمانی در آن‌جا خوابیده، mizan_test_en_fa but that he did not visit her again after the birth of Florentino. ولی پس از تولد او دیگر به سراغ او نرفته است. mizan_test_en_fa For many years the baptismal certificate was our only valid means of identification, مدرک غسل تعمید فلورنتینو آریثا که برای سالیان سال شناسنامه‌اش محسوب می‌شد، mizan_test_en_fa and Florentino Ariza' s, recorded in the parish church of St Tiburtius, said only that he was the natural s on of an unwed natural daughter called Transito Ariza. در کلیسای توریبیوی مقدس صادر شده و در آن آمده بود که او فرزند نامشروع زنی است بدون شوهر به نام ترانزیتو آریثا که به نوبه‌خود نامشروع است. mizan_test_en_fa This social condition closed the doors of the seminary to Florentino Ariza, این موقعیت اجتماعی در مدرسه طلاب را به روی فلورنتینو آریثا بست، mizan_test_en_fa but he also escaped military service during the bloodiest period of our wars because he was the only son of an unmarried woman. و در عین حال او را در دوره‌ی خطرناک جنگ‌های داخلی از رفتن به نظام‌وظیفه معاف کرد، چون او تنها فرزند مذکر مادری بی‌شوهر بود. mizan_test_en_fa One day, after he waited much longer than usual, یک روز که بیش از حد در انتظار او مانده بود، mizan_test_en_fa his father gave him the coins and said: Take them and do not come back again. پدرش بعد از آن‌که پول را در کف دستش گذاشت، گفت: این را بگیر و دیگر به این‌جا نیا. mizan_test_en_fa But in time he was to learn that Uncle Leo XII, who was some ten y ears younger, بعدها فهمید که عمویش لئون دوازدهم که ده سال از برادر خود کوچک‌تر بود، mizan_test_en_fa continued to bring money to Transito Ariza, پیوسته به ترانزیتو آریثا پول می‌داده، mizan_test_en_fa and was the one who took care of her after Pius V died of an untreated colic و حتی بعد از آن‌که پدرش پیوس پنجم، بر اثر مداوای بد قولنج مرده بود، همچنان مخارج آن‌ها را تأمین می‌کرده است. mizan_test_en_fa The drama of Florentino Ariza while he was a clerk for the River Company of the Caribbean was that he could not avoid lyricism , بدبختی فلورنتینو آریثا تا موقعی که در شرکت کشتیرانی رودخانه‌ای کارائیب، سمت منشی را داشت و وظیفه‌اش نامه‌نگاری بود، mizan_test_en_fa because he was always thinking about Fermina Daza, فکر کردن مدام به فرمینا داثا بود؛ چیزی که تمام نامه‌هایش را شاعرانه می‌کرد. mizan_test_en_fa He answered it in a different style, one that was in tune with the emotions and the age of the girl, با سبک دیگری نامه را نوشت و با در نظر گرفتن سن دختربچ و احساسات او، mizan_test_en_fa and in a hand that also seemed to be hers, و حتی با دستخطی که انگار دستخط خود آن دخترک است. mizan_test_en_fa He wrote, imagining to himself what Fermina Daza would have said to him , برای نوشتن آن نامه، فرمینا داثا را در نظر مجسم کرد، mizan_test_en_fa if she had loved him as much as that helpless child loved her suitor. که اگر مثل آن دخترک، عاشق بود، چه جوابی می‌داد دخترکی که دیوانه‌وار عاشق آن پسرک شده بود. mizan_test_en_fa Two days later, of course, he had to write the boy' s reply with the same hand, style, دو روز بعد، درست سر وقت مجبور شد جواب پسر را بنویسد که طبعا آن را مثل نامه اول او، mizan_test_en_fa and kind of love that he had attributed to him in the first letter, به نحوه‌ی عشق او، سبک او و دستخط او نوشت. mizan_test_en_fa Florentino Ariza was so enraptured by the practical evidence of his dreams that he used time he did not have to write a Lovers', فلورنتینو آریثا چنان از نتیجه مثبت رؤیاهای خود سر شوق آمد که با وجود آن اصلا وقت نداشت ولی به هر حال وقت آن را به دست آورد تا راهنمای عشاق را بنویسد. mizan_test_en_fa Companion that was more poetic and extensive than the one sold in doorways for twenty centavos کتابی خیلی مفصل‌تر و شاعرانه‌تر از کتابی که با همین عنوان به قیمتی ناچیز در دستفروشی‌های کنار خیابان فروخته می‌شد mizan_test_en_fa for Transito Ariza flatly refused to dig out the earthenware jars, and squander the savings of a lifetime on a mad publishing venture. ترانزیتو آریثا هم رک و راست به او گفته بود که به هیچ قیمتی حاضر نیست پس‌انداز عمرش را از کوزه‌های مدفون در زمین بیرون بکشد و خرج چاپ کتابی جنون‌آمیز کند. mizan_test_en_fa As he was starting out in the River Company of the Caribbean, در همان حینی که اولین قدم‌های خود را در شرکت کشتیرانی اولین قدم‌های خود را در شرکت کشتیرانی رودخانه‌ای کارائیب برمی‌داشت، mizan_test_en_fa and writing letters free of charge in the Arcade of the Scribes, و در ضمن در راسته‌ی میرزابنویس‌ها نامه‌های مجانی می‌نوشت، mizan_test_en_fa As indifferent and irregular as he had been until then regarding food, او که تا آن موقع بی‌تفاوت و بی‌قاعده غذا خورده بود، mizan_test_en_fa that was how habitual and austere he became until the end of his days: عادت کرد تا با قاعده و منظم باشد، عادتی که تا آخر عمر ادامه داد. mizan_test_en_fa a large cup of black coffee for breakfast, یک فنجان بزرگ قهوه‌ی بدون شیر برای صبحانه، mizan_test_en_fa a slice of poached fish with white rice for lunch, a cup of cafe con leche and a piece of cheese before going to bed. قطعه‌ای ماهی آب‌پز با کمی کته برنج برای ناهار و یک فنجان شیرقهوه و تکه‌ای پنیر برای شام. mizan_test_en_fa Winning back Fermina Daza was the sole purpose of his life, تنها هدفش در زندگی این بود که فرمینا داثا را به چنگ آورد، mizan_test_en_fa and he was so certain of achieving it sooner or later that he convinced Transito Ariza to continue with the restoration of the house , و چنان به این موضوع اطمینان داشت که ترانزیتو آریثا را متقاعد ساخت به تعمیر ساختمان خانه ادامه دهد تا هر لحظه که معجزه واقعیت پیدا کرد، mizan_test_en_fa so that it would be ready to receive her whenever the miracle took place. بتواند او را بپذیرد هر دو اتاق، بسیار وسیع و آفتابگیر بودند. mizan_test_en_fa and in the space where the old tobacco factory had been they put in an extensive garden with all kinds of roses, آن انبار وسیع تنباکو را به باغی وسیع تبدیل کردند و چندین و چند بوته مختلف گل سرخ در آن کاشتند. mizan_test_en_fa This was the largest and airiest in the house, آن اتاق بزرگ‌ترین و خنک‌ترین اتاق خانه بود، mizan_test_en_fa and it had an interior terrace where it was pleasant to sit at night because of the sea breeze and the scent of the rosebushes, و بالکن داشت و شب‌ها می‌توانستی آن‌جا بنشینی و از نسیم دریا و بوی عطر گل سرخ‌ها لذت ببری. mizan_test_en_fa The work took almost three years, به پایان رسیدن تعمیر خانه حدود سه سال طول کشید، mizan_test_en_fa and it coincided with a brief civic revival owing to the boom in river navigation and trade, و مصادف شد با بهبودی موقتی وضعیت شهر شرکت کشتیرانی هم در اوج ترقی تجاری خود بود، mizan_test_en_fa and she did not recognize them after dealing with them for half a lifetime, و او که نیمی از عمرش را در معامله با آن‌ها گذرانده بود، mizan_test_en_fa or she confused the affairs of one with those of another, به خاطرشان نمی‌آورد و نمی‌شناختشان و جواهرات یکی را با دیگری اشتباه می‌گرفت؛ mizan_test_en_fa At first it seemed she was growing deaf, در ابتدا چنان می‌نمود که انگار گوشش نمی‌شنود و دارد کرمی می‌شود، mizan_test_en_fa but it soon became evident that her memory was trickling away. ولی چندی نگذشت که معلوم شد این حافظه اوست که دارد از روزنامه‌های سرش بیرون می‌زند. mizan_test_en_fa he continued to hunt the abandoned little birds of the night for several years, چندین سال به شکار آن شب‌پره‌های تک‌پرواز در شب می‌رفت، mizan_test_en_fa still hoping to find a cure for the pain of Fermina Daza. و هنوز در دل امیدوار بود که شاید به این شکل غم عشق فرمینا داثا کمی فروکش کند. mizan_test_en_fa not only because his interests lay elsewhere, نه‌تنها به خاطر این‌که مسائل دیگری مورد علاقه‌اش قرار گرفته بود، mizan_test_en_fa but because he did not like them to see him there under circumstances that were different from the chaste domesticity of the past. بکله چون دلش نمی‌خواست ببیندن که بر خلاف عقیده‌ی آنان دیگر همان مرد مطهر و اهل خانه نیست و پایش به مسائل دیگری باز شده است. mizan_test_en_fa He picked up serving girls in the parks, در پارک‌ها مستخدمه‌های جوان را بلند می‌کرد، mizan_test_en_fa black women in the market, sophisticated young ladies from the interior on the beaches, در بازارها زن‌های سیاهپوست را و در ساحل دختران متشخص و زن‌های خارجی را، mizan_test_en_fa gringas on the boats from New Orleans. که از کشتی‌های نیواورلئان پیاده می‌شدند. mizan_test_en_fa the ones who looked as if they could eat an alligator raw and tended to be the most passive in bed. زن‌هایی که جسمشان نشان می‌داد می‌توانند یک تمساح را خام و درسته در دهان بگذارند و بعد در رختخواب کاملا مفعول بودند و به هیچ دردی نمی‌خوردند. mizan_test_en_fa but the project met the same fate as the previous one after Ausencia Santander sent him tumbling with her old dog' s wisdom, ولی آن کتاب نیز مثل کتاب سابق به نتیجه‌ای نرسید و آن‌هم به خاطر این‌که با زنی به اسم آئوسنسیا سانتاندر آشنا شده بود؛ زنی که با شعور یک ماچه‌سگ پیر بار دیگر او را زایید mizan_test_en_fa and then she felt free, in the middle of the day and at the front door, وقتی احساس آزادی کرده بود، روز روشن از در اصلی خانه روسندو د لا روسا، mizan_test_en_fa to receive Rosendo de la Rosa, a riverboat captain, ناخدای خطوط کشتیرانی روی رودخانه، را به خانه راه داده بود. mizan_test_en_fa Nevertheless, from the very first, Florentino Ariza was not as enthusiastic about the excellence of the cuisine or the exuberance of the lady, ولی فلورنتینو آریثا از همان لحظه اول، نه به آن غذای عالی توجه خاصی نشان داد و نه به آن خانم صاحبخانه که از نعمت سرشار بود، mizan_test_en_fa of the house as he was about the beauty of the house itself. بلکه سخت تحت تأثیر زیبایی خانه قرار گرفت. mizan_test_en_fa On the sea terrace, sitting on his private ring, was a cockatoo from Malaya, روی ایوان مشرف به دریا هم یک طوطی بزرگ و رنگارنگ مال مالزی بر حلقه بزرگ خود لم داده بود، mizan_test_en_fa with unbelievable white plumage and a pensive tranquillity that gave one much to think about: با پرهای بسیار سفید و آرامشی فکور که آدم را به فکر می‌انداخت. mizan_test_en_fa Ausencia Santander had to ask Florentino Ariza to help her, آئوسنسیا سانتاندر مجبور شد از فلورنیتو آریثا کمک بگیرد، mizan_test_en_fa drag the inert body of the beached whale to bed and undress him as he slept. و آن جسم نهنگ‌وار را که انگار در تور گیر کرده بود به بستر بگشاند و لباس‌هایش را درآورد. mizan_test_en_fa without agreeing to, without even suggesting it or proposing it to each other, بدون هیچ صحبت یا اشاره‌ای به یکدیگر، حتی بدون این‌که خودشان حالیشان شده باشد، mizan_test_en_fa and for more than seven years they continued undressing wherever they could while the Captain was on a trip. و بعد برای مدت هفت سال تا ناخدا به سفر می‌رفت و فرصتی به دست می‌آوردند باز هم با هم بودند. mizan_test_en_fa and he always went unannounced, whenever he wanted to, at any hour of the day or night, با این حال همیشه بدون اطلاع قبلی، در هر ساعت روز یا شب که دلش می‌خواست، mizan_test_en_fa and never once was she not waiting for him. به آن‌جا می‌رفت و هر بار هم می‌دید که او در انتظارش نشسته است. mizan_test_en_fa She would open the door as her mother had raised her until she was seven years old: تمام آن هفت سال در را با همان وضعی باز می‌کرد که مادر او تا هفت‌سالگی به روی او می‌گشود: mizan_test_en_fa stark naked, with an organdy ribbon in her hair. سراپا لخت و عور با یک فکل ارگاندی روی سر. mizan_test_en_fa This was the cause of constant discord with Captain Rosendo de la Rosa, این هم از مسائلی بود که مدام با ناخدا روسندو د لا روسا درباره‌اش جر و بحث می‌کردند، mizan_test_en_fa because he had the superstitious belief that smoking naked brought bad luck, چون ناخدا معتقد بود که سیگار کشیدن برهنه نحس است. mizan_test_en_fa But then he would wake for no reason in the middle of the night, ولی نیمه‌های شب ناگهانی بی‌دلیل از خواب می‌پرید و حس می‌کرد که چقدر تنهاست. mizan_test_en_fa and the memory of the self absorbed love of Ausencia Santander was revealed to him for what it was: آن‌وقت خاطره‌ی عشق خودخواهانه‌ی آئوسنسیا سانتاندر، به صوت واقعی بر او نمودار می‌شد: mizan_test_en_fa Despite the fact that from the first day he had felt very comfortable in the house that he now loved as if it were his own, گرچه از همان دفعه اولی که پا به آن خانه گذاشته بود از او بسیار خوشش آمده بود و خانه‌اش را مثل خانه‌ی خودش به حساب می‌آورد، mizan_test_en_fa he had never stayed longer than two hours, and he had never slept there, ولی هیچ وقت بیش از دو ساعت پیش او نمانده بود، هرگز شبی را در آن‌جا به صبح نرسانده بود، mizan_test_en_fa and he had eaten there only once because she had given him a formal invitation. و فقط یک بار آن هم با دعوت رسمی زن، با او غذا خورده بود. mizan_test_en_fa At five o' clock, with the sun still high, she jumped out of bed, ساعت پنج، هنوز خورشید غروب نکرده بود که زن از تخت پایین پرید، mizan_test_en_fa naked as always and with the organdy ribbon in her hair, and went to find something to drink in the kitchen. لخت و برهنه مثل همیشه با آن فکل روی سر، و به آشپزخانه رفت تا چیزی بیاشامد. mizan_test_en_fa All that was left were empty rooms with the four open windows, فقط سالن‌های خالی با چهار پنجره باز بر جای مانده بود، mizan_test_en_fa and a message painted on the rear wall: و نوشته‌ای با حروف درشت روی دیوار انتهای سالن: mizan_test_en_fa This is what you get for fucking around. این نتیجه بغل خوابی با این و آن است. mizan_test_en_fa Florentino Ariza continued to visit her in the looted house, فلورنتینو آریثا همچنان به دیدار او می‌رفت، mizan_test_en_fa whose furnishings were reduced to three leather stools that the thieves forgot in the kitchen, در آن خانه دزدزده که از اثاثیه‌اش فقط سه چارپایه‌ی چرمی باقی مانده بود که دزدها در آشپزخانه فراموششان کرده بودند، mizan_test_en_fa and the contents of the bedroom where the two of them had been. و طبعا اثاثیه اتاق خواب که آن‌ها در آن بودند. mizan_test_en_fa not because of the desolation in the house, as she supposed and as she said to him, but because of the novelty of a mule drawn trolley at the turn of, آن طور که زن تصور می‌کرد و به او هم گفت، به خاطر متروک بودن خانه نبود، بلکه به خاطر پیدایش تراموایی بود که با قاطر کشیده می‌شد. mizan_test_en_fa the new century, which proved to be a prodigious and original nest of free flying little birds. این پدیده‌ی جدید اوایل قرن جدید به لانه‌ی شب پره‌های آزاد شده تبدیل شده بود و برای او بسیار جالب و مفید بود. mizan_test_en_fa Later, when Uncle Leo XII put at his disposal a carriage drawn by two little gray mules with golden trappings, بعدها، وقتی عمولئون دوازدهم کالسکه‌ای دواسبه در اختیارش گذاشت که با دو قاطر خاکستری رنگ کشیشده می‌شد و روی زین آن پارچه‌ای زردوزی انداخته بودند mizan_test_en_fa In fact, he almost always left it hidden at his house, طوری شد که کالسکه را دم در خانه می‌گذاشت، mizan_test_en_fa and made his hawkish rounds On foot so that he would not leave wheel marks in the dust. و پای پیاده به شکار می‌رفت تا چای چرخ‌های کالسکه روی زمین اثری از خود باقی نگذارد. mizan_test_en_fa However, in the midst of so many tender memories, با این حال در میان آن‌همه خاطرات رقت‌انگیز، mizan_test_en_fa he could not elude his recollection of a helpless little bird whose name he never knew, یکی را نمی‌توانست از فکر خود بیرون کند؛ خاطره شب‌پره‌ای که هرگز اسمش را نفهمید، mizan_test_en_fa and with whom he spent no more than half a frenetic night, و فقط موفق شد نیمی از یک شب مشوشانه را با او بگذراند. mizan_test_en_fa Then he put on a rented cape, and the two of them joined the dancing in the Plaza of the Customhouse, بعد هم یک شنل کلاه سرخود کرایه کرد و پوشید و هر دو به رقص‌های میدان گمرک پیوستند، mizan_test_en_fa and enjoyed themselves like newborn sweethearts, و چنان تفریح کردند که گویی عاشق و معشوقی هستند که به تازگی با هم آشنا شده‌اند. mizan_test_en_fa You don' t know the trouble you' ve gotten into with me, she shouted, laughing in the fever of Carnival. در میان غوغای جشن، قهقهه زد و گفت: نمی‌دانی که خودت را به چه مخمصه‌ای انداخته‌ای، mizan_test_en_fa I' m a crazy woman from the insane asylum. چون من دیوانه‌ی زنجیری هستم و از دارالمجانین فرار کرده‌ام. mizan_test_en_fa And so before the night began to degenerate, as it always did after prizes were distributed for the best costumes, در نتیجه قبل از آن‌که جشن با مراسم دادن جوایز به بهترین صورتک به پایان برسد، mizan_test_en_fa he suggested to the girl that they go to the lighthouse to watch the sunrise. به دخترک پیشنهاد کرد با هم بروند و از برج فانوس دریایی طلوع خورشید را تماشا کنند. mizan_test_en_fa In fact, the girl had indicated to him that they should leave for the lighthouse, دخترک اشاره کرده بود که موقعش رسیده تا به برج فانوس بروند، mizan_test_en_fa when she was seized by two guards and a nurse from Divine Shepherdess Asylum. ولی درست در همان لحظه دو نگهبان و یک پرستار زن از دارالمجانین چوپان مقدس خود را به روی دختر انداختند. mizan_test_en_fa and he would show them the box of chocolates in case luck would have it that she, too, might look out at him through the iron bars. و جعبه شکلات را در دست تکان می‌داد به امید این که شاید او هم در پشت پنجره‌ای ظاهر شود، mizan_test_en_fa But he never saw her. ولی دیگر هرگز او را ندید. mizan_test_en_fa Months later, as he was getting off the mule drawn trolley, ماه‌ها بعد، وقتی در بازگشت از آن جا از تراموا پیاده شد، mizan_test_en_fa a little girl walking with her father asked him for a piece of chocolate from the box he was carrying in his hand. دختربچه‌ای که همراه پدر خود بود به جعبه شکلاتی که او در دست داشت نگاه کرد و شکلات خواست. mizan_test_en_fa Florentino Ariza got off at the Plaza of the Carriages, فلورنتینو آریثا در میدان کالسکه‌ها پیاده شد که آخر خط بود. mizan_test_en_fa which was the end of the line, hurried through the labyrinth of commerce because his mother was expecting him at six, به سرعت از میان هزار راه مغازه‌ها عبور کرد، چون مادرش ساعت شش منتظرش بود. mizan_test_en_fa and when he emerged on the other side of the crowd, وقتی در آن طرف، از میان جمعیت بیرون آمد، mizan_test_en_fa he heard the tapping heels of a loose woman on the paving stones and turned around so that he would be certain of what he already knew: صدای تق‌تق پاشنه کفش آن فاحشه را روی کف خیابان به گوش شنید سر خود را برگرداند تا بهتر اطمینان حاصل کند. mizan_test_en_fa and then all they could do was to use sex as if it were a bandit' s knife و بعد دیگر حربه‌ای در دست نداشتند بجز عشقبازی که آن را درست مثل چاقو، mizan_test_en_fa and put it to the throat of the first man they passed on the street: your prick or your life. به گلوی اولین کسی که در خیابان می‌دیدند، می‌گذاشتند: یا بیا یا بمیر. mizan_test_en_fa But with what he had learned over the years, Florentino Ariza stated it another way: ولی فلورنتینو آریثابا درس‌هایی که در سال‌های سال گرفته بود جمله‌اش را کمی عوض کرده بود: mizan_test_en_fa The world is divided into those who screw and those who do not. مردم دنیا به دو قسمت تقسیم شده‌اند آن‌هایی که عشقبازی می‌کنند و آن‌هایی که عشقبازی نمی‌کنند. mizan_test_en_fa when they strayed from the straight and narrow, کسانی بودند که اگر اتفاقا کمی پا فراتر می‌گذاشتند، mizan_test_en_fa it was something so unusual for them that they bragged about love as if they had just invented it. برایشان چنان امری غیرعادی بود که به خود بالیدن می‌گرفتند، انگار همان لحظه خود آن‌ها عشق را آفریده بودند. mizan_test_en_fa Those who did it often, on the other hand, lived for that alone. برعکس کسانی که اغلب عشقبازی می‌کردند، فقط بدان منظور به زندگی ادامه می‌دادند، mizan_test_en_fa They felt so good that their lips were sealed as if they were tombs, و آن‌قدر از آن بابت سعادتمند بودند که لب‌هایشان مثل تابوت‌هایی مهر و موم شده بود، mizan_test_en_fa they confided in no one, they feigned indifference to the point where they earned the reputation of being impotent, چنان خود را به کوچه علی‌چپ می‌زدند که وقتی درباره آن‌ها صحبت می‌شد می‌گفتند که از مردی افتاده‌اند، mizan_test_en_fa or frigid, or above all timid fairies, as in the case of Florentino Ariza. احساس شهوانی ندارند و به خصوص این‌که منحرف‌هایی کمرو هستند درست همان‌طور که در مورد فلورنتینو آریثا قضاوت می‌کردند. mizan_test_en_fa What she wanted from him was not love, least of all love that was paid for, هدفی که زن داشت، عشق نبود، حتی عشقی نبود که باید بالایش پولی پرداخت؛ mizan_test_en_fa but a job, any kind of job, at any salary, in the River Company of the Caribbean. شغلی می‌خواست در شرکت کشتیرانی رودخانه کارائیب، هر شغلی بود فرق نمی‌کرد حقوقش هم فرقی نمی‌کرد، چه کم و چه زیاد. mizan_test_en_fa The building was of wood, with a sloping tin roof, ساختمانی بود چوبی با شیروانی و دو ناودان. mizan_test_en_fa a single long balcony with columns at the front, and windows, covered with wire mesh, در قسمت جلو بالکنی بزرگ داشت و در چهار طرف بدنه، چهار پنجره با میله‌هایی از سیم‌خاردار، mizan_test_en_fa on all four sides through which one had complete views of the boats at the dock as if they were paintings hanging on the wall. که از پشت آن‌ها تمام کشتی‌های لنگرانداخته در بندر دیده می‌شد، درست مثل چند تابلوی منظره که به دیوار آویخته شده باشند. mizan_test_en_fa Later it was painted all blue, بعد تمام آن را آبی کردند. mizan_test_en_fa and at the time that Florentino Ariza began to work for the company it was a dusty shed of no definite color, زمانی که فلورنتینو آریثا در آن‌جا مشغول به‌کار شد، ساختمان به یک کلبه بزرگ گرد و خاکی تبدیل شده بود که رنگ معینی نداشت. mizan_test_en_fa Behind the building, in a gravel patio surrounded by chicken wire, پشت ساختمان، در حیاطی پوشیده از ریگ که با تور فلزی محصور شده بود و به مرغدانی می‌ماند، mizan_test_en_fa stood two large warehouses of more recent construction, دو انبار دیده می‌شد که ساختمانشان جدیدتر بود. mizan_test_en_fa the debris of historic boats, from the early one with a single smokestack, اسکلت کشتی‌هایی تاریخی، از آن کشتی‌های بدوی که فقط یک دودکش داشتند، mizan_test_en_fa christened by Simon Bolivar, to some so recent that they had electric fans in the cabins. و سیمون برلیوار افتتاحشان کرده بود تا کشتی‌هایی چنان تازه‌ساز که در کابینشان بادبزن برقی وجود داشت. mizan_test_en_fa but many were in such good condition that it seemed possible to give them a coat of paint , ولی بعضی‌ها چنان سالم و پابرجا بودند که می‌شد رنگ و روانه‌ی رودخانه شوند، mizan_test_en_fa and launch them without frightening away the iguanas or disturbing the foliage of the large yellow flowers that made them even more nostalgic. بدون آن‌که ایگواناها را بترسانند یا بوته‌های گل‌های درشت و زردرنگ را از ریشه درآورند در آن‌جا میخکوب شده بودند و دلشان برای حرکت روی رودخانه تنگ شده بود. mizan_test_en_fa The next day, when Florentino Ariza came into his office, he found a memorandum from Leona Cassiani, روز بعد وقتی فلورنتینو آریثا به دفتر خود پا گذاشت، روی میز گزارشی از طرف لئوناکاسیانی دید، mizan_test_en_fa with the request that he study it and then show it to his uncle if he thought it appropriate. که در آن از او تقاضا کرده بود خوب بررسی‌اش کند و اگر آن را مقتضی حال دانست به عمویش گزارش دهد. mizan_test_en_fa in the midst of his disasters as a tireless falconer and the more and more uncertain dream of Fermina Daza, در میان شکارهای بی‌ثمری که آرام و قرارش را سلب کرده بودند و در میان امیدی نسبت به فرمینا داثا که روز به روز کم‌رنگ‌تر می‌شد، mizan_test_en_fa Florentino Ariza leaned both hands on his umbrella, just as he had done in Oil Lamp Alley when he barred her way, فلورنتینو آریثا مثل وقتی که در کوچه به چتر خود تکیه داده و راه او را سد کرده بود، این بار هم با دو دست چترش را چسبید، mizan_test_en_fa the son she had conceived in love and raised for love was immune to any kind of love because of his first youthful misfortune. فرزندش که ثمره‌ی عشق بود و با عشق هم بزرگ شده بود، به خاطر از دست دادن عشق اول جوانی‌اش نسبت به هر نوع عشقی مصونیت یافته است. mizan_test_en_fa and his fondness for mystic ceremonies and strange lotions, به آن لباس‌های صوفیانه و آن عطرهای عجیب و غریبی که به خود می‌زد، mizan_test_en_fa shared the suspicion that he was immune not to love but only to women. مشکوک بودند و فکر می‌کردند او نه از عشق بلکه از زن بدش می‌آید. mizan_test_en_fa Until that time he had maintained the fiction that it was the world that was changing, تا آن موقع خود را گول زده بود، زندگی خود را سرپا نگاه داشته بود، تظاهر کرده بود که این جهان است که دارد عوض می‌شود، mizan_test_en_fa and its customs and styles: رسوم تغییر می‌کنند و همه‌چیز دیگرگون می‌شود، mizan_test_en_fa She said it as she walked past him and saw a print of Fermina Daza disguised as a black panther at a masquerade ball, وقتی از کنار او رد می‌شد، با دیدن عکسی از او در آلبوم، جمله‌اش را بر زبان رانده بود عکس فرمینا داثا بود که در یک بالماسکه، لباس پلنگ سیاه پوشیده بود. mizan_test_en_fa Then Florentino Ariza extended his index finger, wet with brandy, so that she could suck it, as she had liked to do in the past during their preambles to love. آن وقت فلورنتینو آریثا انگشت سبابه‌اش را در لیوان کنیاک خیس کرد تا آن را در دهان او بگذارد. mizan_test_en_fa So many widows in his life, since the Widow Nazaret, همان اولین بیوه‌زن، بیوه‌زن ناثارت، mizan_test_en_fa had made it possible for him to discern how happy they were after the death of their husbands. و چندین و چند بیوه‌زن دیگر به او ثابت کرده بودند که زن‌ها پس از مرگ شوهرانشان احساس سعادت می‌کنند. mizan_test_en_fa Fermina Daza had rejected Florentino Ariza in a lightning flash of maturity which she paid for immediately with a crisis of pity, فرمینا داثا در یک چشم به هم‌زدن عاقلانه فلورنتینو آریثا را طرد کرده بود، و گرچه بلافاصله وجدانش ناراحت شده و دلش به رقت آمده بودند، mizan_test_en_fa It was then that Fermina Daza experienced the revelation of the unconscious motives that had kept her from loving him. آن وقت بود که یکمرتبه برای فرمینا داثا روشن شد که آن دلایل نامعلومی که مانع شده بودند او را دوست داشته باشد چه بوده است. mizan_test_en_fa God alone knows what it cost Fermina Daza not to accompany her cousin when she went to meet Florentino Ariza in the telegraph office. خدا می‌داند که فرمینا داثا وقتی دختردایی‌اش به تلگرافخانه می‌رفت تا فلورنتینو آریثا را ببیند چه‌جور دندان روی جگر گذاشته و او را همراهی نکرده بود. mizan_test_en_fa But later, jealous of her carefully won privileges, fearful of embarrassment and scorn, ولی بعد برای حفظ کردن امتیازاتی که به دست آورده بود، mizan_test_en_fa she demonstrated her willingness to endure even humiliation برای حذر کردن از شرمندگی و تمسخر، آن همه حقارت را فرو می‌داد و اعتراض نمی‌کرد، mizan_test_en_fa in which everything was the way it used to be and for five minutes , آن وقت همه چیز بار دیگر برای پنج دقیقه به وضع سابق برمی‌گشت، mizan_test_en_fa they were once again the uninhibited lovers of their honeymoon. و به همان عاشق و معشوقی تبدیل می‌شدند که تازه از ماه عسل پا به زمین گذاشته بودند. mizan_test_en_fa The house left by her father gave Fermina Daza a refuge from the asphyxiation of the family palace. خانه‌ی به جا مانده از پدر، برای فرمینا داثا پناهگای شد تا از آن قصر خفه‌کننده بگریزد و در آن خانه خود را از نظر همه پنهان کند. mizan_test_en_fa whose mind had been left almost without memories, see him reading in the armchair he always sat in, حافظه خود را، تهی از هر گون خاطره، تقریبا از دست داده بود؛ به حدی که گاه از او که مثل همیشه روی صندلی حصیری نشسته و چیزی می‌خواند، mizan_test_en_fa and the street door sealed, دری را که به روی خیابان گشوده می‌شد، mizan_test_en_fa and the space arranged just as he had heard her describe Roachie Martinez' s bedroom, بست و مغازه را به صورت آنچه از قصه‌ها به گوشش رسیده بود، درآورد؛ به شکل اتاق خواب بچه سوسک مارتینز. mizan_test_en_fa the beautiful pigeon fancier saw the gift carrier pigeon in the dovecote and thought it had escaped. صاحب زیبای کبوتران، دید کبوتری که هدیه داده بود به لانه برگشته است فکر کرد که حتما فرار کرده و خودش را به آن‌جا رسانده است، mizan_test_en_fa She had returned to Europe three times after the unfortunate trip from which she had intended never to return so that she would not have to live in perpetual turmoil. بعد از سفر بدی که قصد داشت دیگر از آن بازنگردد و در این وحشت ابدی زندگی نکند، سه مرتبه دیگر به اروپا سفر کرده بود. mizan_test_en_fa They said that one midnight the previous June someone had seen her boarding the Cunard ocean liner en route to Panama, می‌گفتند که یک نفر او رادیده که در نیمه‌شب ماه ژوئن گذشته سوار کشتی اقیانوس‌پیما از خطوط کشتیرانی کانارد که به سوی پاناما می‌رفته، شده است. mizan_test_en_fa and as he did so he discovered in amazement that this marvelous creature was as beautiful inside as out, در همان حال دید که تمام عقل خود را دارد از دست می‌دهد و حیرت‌زده کشف می‌کرد که آن موجود شگفت‌انگیز همان‌طور که از بیرون زیبا بود، از درون نیز به همان اندازه زیبا بود. mizan_test_en_fa while his daughter catechized neighborhood children in the living room with recited passages of scripture. و می‌شنید که دخترش در اتاق با خواندن قطعاتی از انجیل به بچه‌های محله اصول دین تدریس می‌کند آن وقت خوشحال و راضی به خانه برمی‌گشت. mizan_test_en_fa Dr. Juvenal Urbino never thought that a physician his age, آنچه هرگز به فکر خوونال اوربینو خطور نکرده بود، mizan_test_en_fa who believed he had seen everything, این بود که پزشکی به سن و سال او که خیال می‌کرد هر رقم مریض دیده است mizan_test_en_fa It was true: all he needed in life, even at the age of fifty eight, به این مسئله اطمینان کامل داشت، چون حتی در پنجاه و هشت سالگی به تنها چیزی که در زندگی احتیاج داشت، mizan_test_en_fa was someone who understood him. یک نفر بود که حرفش را بفهمد. mizan_test_en_fa and a number of frightened families either canceled their service , و چندین خانواده که سخت از این مسئله وحشت کرده بودند، mizan_test_en_fa or refused to have a telephone for many years. دیگر حاضر نبودند در خانه تلفن داشته باشند و تا سالیان سال آن را رد کرده بودند. mizan_test_en_fa their unhurried happiness for as long as they lived everything he had promised in the blazing heat of love was canceled forever after. سعادتی بدون عجله و تا آخر عمر و تمام چیزهای دیگری که در اوج عشق به او وعده داده بود، همه یکمترتبه تا ابد محو شدند. mizan_test_en_fa and God alone knows how much grief his heroic resolve cost him or how many bitter tears he had to shed behind , فقط خداوند می‌دانست که آن تصمیم قهرمانانه برای او به چه قیمتی تمام شده بود، mizan_test_en_fa the locked lavatory door in order to survive this private catastrophe. و چگونه در حمام را به روی خود بسته بود تا زار بزند. mizan_test_en_fa and grow indignant at the false accusation, از آن تهمت رنجیده‌خاطر نشده، mizan_test_en_fa and shout curses at this ill begotten society that did not hesitate to trample on one' s honor, و فحش را به جان آن اجتماع مادر به خطا نکشیده بود؛ اجتماعی که به سادگی ناموس مردم را زیر پا می‌گذارد و آلوده می‌سازد. mizan_test_en_fa But her husband' s allowing his confessor to be privy to an intimacy that was not only his but hers as well was more than she could bear. و حال می‌دید که شوهرش به آن کشیش اجازه داده است تا به محدوده‌ای وارد شود که فقط متعلق به او و شوهرش بود نه، این دیگر زیاده‌روی بود. mizan_test_en_fa She was sure that her honor was the subject of gossip even before her husband had finished his penance, مطمئن بود که آبرویش جلوی همه رفته است و حتی خیلی خیلی قبل از آن‌که شوهرش اعترافش را به پایان رسانده باشد نامش سر زبان‌ها افتاده است. mizan_test_en_fa the best she could on her apron, arranged her appearance the best she could, تا آن‌جا که مقدور بود دستی به سر و روی خود کشید، و دست به دامن تکبری شد، mizan_test_en_fa called on all the haughtiness she had been born, که مادرش از بدو تولد در وجودش جای داده بود. mizan_test_en_fa Later he took refuge in the new custom of combing long hairs from his part on the right all the way across his head, and this he never abandoned. چندی بعد از مد روز استفاده کرد یعنی با موهای بلند سمت راست سرش طاسی مغز سرش را پوشاند حتی بعد از آن‌که این روش از مد افتاد، همچنان به آن ادامه داد. mizan_test_en_fa His singular interest in false teeth, دندان مصنوعی برای او اهمیت خاصی داشت. mizan_test_en_fa had developed on one of his first trips along the Magdalena River and was the result of his maniacal love for bel canto. از همان ابتدای کشتیرانی روی رودخانه ماگدالنا برایش جالب شده بود و آن هم به خاطر علاقه شدیدش به آوازهای اپرا. mizan_test_en_fa and the next week an enormous double couch covered in a Dionysian flowered print was delivered through the window because it was too big for the doors. و هفته بعد یک نیمکت دونفره آوردند که پارچه روکش آن به رنگ شراب بود و آن‌قدر بزرگ بود که از در داخل نشد و مجبور شدند آن را از پنجره بالا بکشانند. mizan_test_en_fa The other had been finding, despite all the obstacles that destiny had interposed, و دومین این که به رغم تمام سدهایی که سرنوشت جلوی پایش قرار داده بود، mizan_test_en_fa a successor worthy of the company. موفق شده بود جانشینی بسیار لایق برای شرکت خود پیدا کند. mizan_test_en_fa and all that remained of her on the moonlit roofs was a fluttered farewell with a white handkerchief like a solitary sad dove on the horizon, و تنها چیزی که از او در ایوان‌های مهتابی باقی ماند، تکان دادن دستمالی سفید بود که در خط افق به کبوتری سفید شباهت داشت، تنها و غمگین، mizan_test_en_fa It was not until her daughter Ofelia came from New Orleans with her husband and the three girls that she sat at a table again to eat, منتظر ماند تا دخترش افلیا با شوهر و سه دختربچه‌اش از نیواورلئان بیاید، تا بتواند بار دیگر سر میز غذا بنشیند و چیزی به دهان بگذارد. mizan_test_en_fa He was not the pitiable phantom who had haunted her in the Park of the Evangels, آن شبح قابل ترحم کسی نبود که در باغ انجیل‌نویسان در انتظارش می‌نشست، mizan_test_en_fa and whom she had evoked with a certain tenderness after she had grown old, و از وقتی پیر شده بود گاه با رقتی در دل به یادش می‌آورد، mizan_test_en_fa much less to believe that the taciturn boy, so vulnerable in the rain, بین آن جوانک محجوب و سر به زیر که در زیر باران، mizan_test_en_fa was the moth eaten old wreck who had stood in front of her with no consideration for her situation, آن طور آسیب‌پذیر به نظر می‌رسید با پیرمرد لجوج‌کنونی تفاوت فاحشی وجود داشت. mizan_test_en_fa and his rare lotions, and that he would continue to be so enigmatic after making his way in life in so spectacular and honorable a manner. از ان ادوکلن‌های عجیب و غریب استفاده می‌کند و بعد از آن‌که در زندگی به مقام بالا رسیده و مورد احترام همگانی قرار گرفته است باز هم به حالت معمایی خود ادامه می‌دهد. mizan_test_en_fa In some houses, half naked men and women were trying to salvage whatever God willed from the flood, در بعضی از خانه‌های آب‌گرفته مردها و زن‌هایی نیمه عریان داشتند آنچه را که به خواست خدا برایشان باقی مانده بود، از دست سیل نجات می‌دادند. mizan_test_en_fa They had spent many nights like this after she had been left a widow without children. بعد از آن که بیوه‌زن بدون فرزندی شده بود که فقط سی و پنج سال از عمرش می‌گذشت، آن دو شب‌های بسیاری را با هم گذرانده بودند. mizan_test_en_fa and who was also convinced that he would be alive and in perfect possession of his male faculties the next day, or the day after that, در ضمن می‌دید که زنده است و مردانگی‌اش هنوز سر جا باقی مانده است؛ این‌ها را حفظ کرده بود تا آن روز ابدی از راه برسد، mizan_test_en_fa that there was no other remedy for her solitary widow' s yearnings than to lower the drawbridge for him. که برای نگرانی‌های تنهایی بیوه‌زنی‌اش چاره دیگری وجود ندارد جز آن‌که از آن قلعه، پل متحرک را در جلوی پای او پایین بیاورد و راهش بدهد. mizan_test_en_fa in keeping with another of his superstitions, not disproved so far, چون بنابر یکی از عقاید خرافاتی او که البته تا آن موقع هم خلافش ثابت نشده بود، mizan_test_en_fa that the body carries on for as long as you do. با تمرین بود که بدن وظیفه خود را ادامه می‌داد. mizan_test_en_fa No: now she was a full fledged woman, نه، او اکنون به یک زن تبدیل شده بود؛ mizan_test_en_fa who liked to take the initiative. زنی درست و حسابی که مایل بود خودش پا پیش بگذارد و منتظر نماند تا او آغاز کند. mizan_test_en_fa she added salt to taste, pepper, a clove of garlic, chopped onion, lemon juice, bay leaf, به میل خود به او نمک پاشید، کمی هم فلفل، کمی هم سیر اضافه کرد، بعد هم پیازی را قاچ‌قاچ کرد، آب یک لیموترش و یک برگ بو. mizan_test_en_fa Through almost the entire ceremony, Fermina Daza stood in the family pew in front of the main altar, فرمینا داثا از نیمکت خانوادگی جلوی نمازخانه مراسم را می‌دید تقریبا برای تمام مدت سرپا ایستاده بود، mizan_test_en_fa as elegant as when she attended the opera. ولی با حواسی جمع و دقیق، مثل زمانی که به اپرا می‌رفت. mizan_test_en_fa his consuming need for her to love him in the same ritual of inopportune kisses , بدون سماجت بوسه‌های بیجا که مدام به او حالی می‌کرد دوستش دارد، mizan_test_en_fa and tender words with which he loved her. بدون کلمات مهربانانه‌ای که به او می‌گفت تا مدام نشان دهد که دوستش دارد. mizan_test_en_fa displacing the humans, forcing them back into the corners, می‌دید که آن‌ها چگونه برای خود جا باز می‌کنند و انسان‌ها را عقب می‌زنند و پشتشان را به دیوارها می‌کوبند. mizan_test_en_fa until Fermina Daza pushed the objects out of sight. برای همین بود که اقدام می‌کرد و آن چیزها را در جاهایی می‌گذالشت تا از نظر پنهان بمانند. mizan_test_en_fa to let Florentino Ariza know that she, too, thanks to his letters of encouragement, was prepared to erase the past. تا بتواند به فلورنتینو آریثا بفهماند که خود او نیز از تصدق سر نامه‌های آرامبخش او حاضر و آماده است تا گذشته را محو و فراموش کند. mizan_test_en_fa He was prepared not to be received, اما پیه این را به تن مالیده بود که او را نخواهد پذیرفت. mizan_test_en_fa even with an amiable excuse, با جمله‌ای بسیار مؤدبانه او را رد خواهد کرد. mizan_test_en_fa and that certainty kept him calm. همین اطمینان بود که خونسرد نگاهش داشته بود. mizan_test_en_fa She thought that he would at last be convinced of the unreality of his dream, زن داشت فکر می‌کرد که او عاقبت متوجه و قانع خواهد شد که آرزویش تا چه حد پوچ است، mizan_test_en_fa and that this would redeem his insolence. و آن وقت با پی‌بردن به آن، گستاخی‌اش فرو می‌نشیند. mizan_test_en_fa It seemed incredible that he, the owner, باور نمی‌کرد او که اکنون مالک و رئیس آن شرکت است، mizan_test_en_fa had only traveled the river once, many years ago, before he had anything to do with the company. فقط سال‌های سال قبل یک بار با آن کشتی‌ها سفر کرده است، آن هم موقعی که هنوز به سمتی نرسیده بود. mizan_test_en_fa In it he begged her pardon for the impertinence of attempting to visit her without first obtaining her permission, در آن نامه از سماجت خود معذرت می‌خواست که بدون خبر قبلی به ملاقات او رفته بود، mizan_test_en_fa and he promised never to return. و حال، داشت تقاضای ملاقاتی را با اجازه او می‌کرد. mizan_test_en_fa One morning, as he was cutting roses in his garden, یک روز صبح فلورنتینو آریثا که داشت از باغچه خانه‌اش چند گل سرخ می‌چید، mizan_test_en_fa Florentino Ariza could not resist the temptation of taking one to her on his next visit. وسوسه شد تا در ملاقات بعدی یک شاخه رز برای او ببرد. mizan_test_en_fa He thought that the world would make more rapid progress without the burden of old people. معتقد بود که جهان بدون پیرها که مزاحم بودند، بدون شک بیش‌تر پیشرفت می‌کرد آن‌ها بودند که با وزن سنگین خود راه را مسدود کرده بودند. mizan_test_en_fa but he refused to accept the fatality of not seeing Fermina Daza the following afternoon, ولی او حاضر نمی‌شد خود را به دست سرنوشت بسپارد و بعدازظهر روز بعد به دیدن فرمینا داثا نرود، mizan_test_en_fa for the first time in four months. برای اولین بار پس از چهار ماه هر هفته رفتن. mizan_test_en_fa Later she reproached him for his fruitless insistence on not permitting himself to grow old in a natural way. چندی بعد هم از او ایراد گرفت که چرا آن‌طور بیهوده سعی دارد از پیرشدن خود جلوگیری کند و چرا نمی‌گذارد به حالی طبیعی پیر شود؟ mizan_test_en_fa not a single moment of her own despised youth, had made her feel that Tuesday afternoons without him could be as tedious, حتی یک لحظه از آن جوانی احمقانه خودش هم به پای آن بعدازظهرهای سه‌شنبه نمی‌رسید؛ mizan_test_en_fa as lonely, and as repetitious as they really were. بعدازظهرهایی که حالا بدون او طولانی، تنها و یکنواخت شده بودند. mizan_test_en_fa In any case, it did not seem that the purpose of the story, با این حال، چاپ آن مقاله به خاطر این نبود، mizan_test_en_fa was to sully the name of Dr. Juvenal Urbino, whose memory enjoyed universal respect, که نام نیک دکتر خوونال اوربینو را که همچنان مورد احترام همگی بود به لجن بکشانند، mizan_test_en_fa The facts were that two government agents had come to the house on the Park of the Evangels with a warrant, قضیه از این قرار بود که دو نفر از مأموران دولت به خانه پارک انجیل‌نویسان آمده بودند و ورقه‌ای رسمی برای تفتیش در دست داشتند. mizan_test_en_fa by sheer accident, she found the typed copies of the meditations of Florentino Ariza and the handwritten letters of Fermina Daza, بر حسب اتفاق، رونوشت نوشته‌های ماشین‌شده و رونوشت نامه‌هایی را که فلورنتینو آریثا با دست‌خط خود برای فرمینا داثا نوشته بود، همه را یکجا، یافت. mizan_test_en_fa was carrying on an equivocal relationship, داشت رفاقتی نامربوط را با او ادامه می‌داد، mizan_test_en_fa that did more harm to the family' s good name than the villainies of Lorenzo Daza or the ingenuous adventures of Juvenal Urbino. که خیلی بیش‌تر از آن فعالیت‌های غیرقانونی لورنزو داثا یا ماجراهای ساده‌لوحانه خوونال اوربینو به حیثیت خانواده لطمه وارد می‌آورد. mizan_test_en_fa I do not have the strength to give you the beating you deserve for being insolent and evil minded, she said. به اندازه کافی جان ندارم تا آن طور که باید و شاید تو را به باد کتک بگیرم، تو را که این‌طور وقیح و مشکوک هستی. mizan_test_en_fa a large, enclosed observation deck with hanging ferns , با یک ایوان بزرگ سرپوشیده که در آن، از بالا، گلدان‌های سرخس آویزان بودند، mizan_test_en_fa and an unobstructed view toward the front and both sides of the boat, و از آن‌جا منظره روبرو و اطراف کشتی به خوبی پیدا بود. mizan_test_en_fa and a silent cooling system that kept out external noises, یک نوع دستگاه تهویه‌ی مطبوع هم داشت که بی‌سر و صدا بود، mizan_test_en_fa and maintained a climate of perpetual spring. و از ورود سر و صدای خارج جلوگیری می‌کرد و هوای کابین را بهاری نگاه می‌داشت. mizan_test_en_fa The ship' s Captain honored Dr. Urbino Daza and his wife, ناخدای کشتی با احترام هرچه تمام‌تر از دکتر اوربینو داثا و همسرش، mizan_test_en_fa and Florentino Ariza, with champagne and smoked salmon. و همان‌طور از فلورنتینو آریثا با شامپانی و ماهی آزاد دودزده پذیرایی کرد mizan_test_en_fa From time to time one could see a straw hut next to the great bonfires signaling that wood for the ships' boilers was on sale. گاه در ساحل در نور آتشی که برپا شده بود یک کلبه‌ی کاهی دیده می‌شد می‌خواستند اعلام کنند که در آن‌جا برای کوره کشتی هیزم می‌فروشند. mizan_test_en_fa He extricated them from their difficulty by spending , به دادشان رسید و با توضیحات خود آن‌ها را از حالت خجالت بیرون کشاند. mizan_test_en_fa the next two hours explaining the controls and the general operation of the ship. دو ساعت تمام کار کردن دستگاه راهنمایی کشتی را برایشان شرح داد. mizan_test_en_fa But when the boat weighed anchor again there was a cool breeze , وقتی کشتی بار دیگر لنگر کشید و به راه افتاد نسیمی خنک وزیدن گرفت، mizan_test_en_fa scented with the heart of the forest, که بوی گیاهان وسط جنگل را می‌داد، mizan_test_en_fa and the music became more lively. و نوای موسیقی هم شادتر شد. mizan_test_en_fa But that night she could bear it because she felt untroubled and calm, گرچه آن شب می‌توانست غم آن‌ها را تحمل کند، چون آرام بود، mizan_test_en_fa as she had few times in her life: free of all blame. در عمرش فقط چند بار آن طور احساس آرامش کرده بود؛ تهی و پاک از هر گونه گناه. mizan_test_en_fa The important thing was that not since the afternoon , آنچه حالا برایش اهمیت داشت این بود که برای اولین بار پس از آن بعدازظهری، mizan_test_en_fa when Aunt Escolastica left her missal on the counter in the telegraph office که عمه اسکولاستیکا کتاب دعای خود را روی پیشخوان تلگرافخانه گذاشته بود، mizan_test_en_fa and one morning when she awoke it stopped suddenly and completely, اما یک روز صبح که از خواب بیدار شد ناگهان درد تمام شد و از بین رفت، mizan_test_en_fa like the sound of a smashed cicada. درست مثل این‌که چند جیرجیرک را زیر پا له کرده باشد. mizan_test_en_fa and as the anisette left her in slow waves, همان‌طور که عرق رازیانه آهسته آهسته موج می‌زد، mizan_test_en_fa she was invaded by the anguished fear that he was angry and would never return. و از او دور می‌شد، جای آن را وحشت این می‌گرفت که مبادا او قهر کرده باشد و دیگر هرگز بازنگردد. mizan_test_en_fa In that sad place of death, where Florentino Ariza relived his memories of Rosalba when he saw the train from Envigado struggling to climb the old mule trail, در محیط مرگباری که فلورنتینو آریثا بار دیگر با دیدن قطار انویگادو که داشت به سختی از آن راه قاطررو بالا می‌رفت به یاد روزآلبا افتاد. mizan_test_en_fa and in half a day he could play the waltz of The Crowned Goddess for her, and he played it for hours until they forced him to stop. و نیمی از یک روز یک‌بند والس ملکه الهه‌ها را نواخت طوری که همه را عاجز کرد و مجبور شدند به زور ویلون را از دستش درآوردند. mizan_test_en_fa not of rage, at the memory of the old couple in the boat beaten to death by the boatman. گریه‌ای که از روی غیظ نبود، فقط غم بود، آن‌هم غمی به خاطر یادآوری آن زوج پیر که با ضربات پاروی قایقران به قتل رسیده بودند. mizan_test_en_fa The wide rooms seemed too narrow for his rolling gait, اتاق‌های پهناور برای گام‌های بزرگ او خیلی باریک می‌نمودند، mizan_test_en_fa and to himself he was in terror lest his broad shoulders should collide with the doorways or sweep the bric a brac from the low mantel. و خودش هم می‌ترسید که مبادا شانه‌های پهنش به در گاهی‌ها بخورد یا خرده‌ریزه‌های زینتی را از روی سربخاری پایین بریزد. mizan_test_en_fa He watched the easy walk of the other in front of him, با چشم‌های باز به گام‌های آرام اولی که پیشاپیش می‌رفت خیره شده بود، mizan_test_en_fa and for the first time realized that his walk was different from that of other men. و نخستین بار متوجه شد که راه رفتنش با راه رفتن آدم‌های دیگر فرق دارد. mizan_test_en_fa He was surrounded by the unknown, apprehensive of what might happen, پیرامونش را آدم‌ها و اشیای ناشناس گرفته بودند نگران حوادث بود نمی‌دانست، mizan_test_en_fa ignorant of what he should do, aware that he walked and bore himself awkwardly, چه باید بکند می‌دانست که راه رفتن و رفتارش ناهنجار است، mizan_test_en_fa fearful that every attribute and power of him was similarly afflicted. و از این می‌ترسید که تمام خصوصیات و قدرتش نیز همین جور مایه‌ی نگرانی باشند. mizan_test_en_fa He was keenly sensitive, hopelessly self conscious, شدیدا حساس و نومیدانه خود آگاه بود، mizan_test_en_fa the amused glance that the other stole privily at him over the top of the letter burned into him like a dagger thrust. و نگاه خنده‌داری که اولی دزدانه از بالای نامه به او انداخته بود همچون فشار دشنه‌ای وجودش را می‌سوزاند. mizan_test_en_fa He cursed himself for having come, and at the same time resolved that, به خودش بد گفت که چرا به اینجا آمده است و در همان حال خودش را دلداری داد، mizan_test_en_fa happen what would, having come, he would carry it through. که هرچه باداباد حالا که آمده‌ام بگذار تا آخرش بروم. mizan_test_en_fa outside the line of surf, a pilot schooner, close hauled, heeled over till every detail of her deck was visible, و در بیرون از خط موج یک قایق بلدرسان در نزدیکی مسیر باد طوری یکبری شده بود که هرآنچه در عرشه‌اش بود دیده می‌شد، mizan_test_en_fa was surging along against a stormy sunset sky. و همان‌سان در زیر آسمان آفتابی به پیش می‌رفت. mizan_test_en_fa The book was closed on his forefinger, انگشتش را لای کتاب گذاشت و کتاب را بست، mizan_test_en_fa and before he turned he was thrilling to the first new impression, which was not of the girl, but of her brother's words. و پیش از آنکه رو برگرداند نخستین تأثیر که نه از آن دختر بلکه از آن کلمات برادرش بود او را به لرزه انداخت. mizan_test_en_fa At the slightest impact of the outside world upon his consciousness, his thoughts, با کوچک‌ترین تأثیر دنیای خارج بر خود آگاهی او افکارش همدردی‌ها، mizan_test_en_fa sympathies, and emotions leapt and played like lambent flame. و احساساتش به حرکت در می‌آمدند و همچون شعله‌ای لرزان به پیچ و تاب در می‌افتادند. mizan_test_en_fa He was extraordinarily receptive and responsive, while his imagination, pitched high, was ever at work establishing relations of likeness and difference. تأثیرپذیر و واکنش‌دار بود و در همان حال نیروی تخیلش با شدت هرچه تمامتر موارد تشابه و اختلاف میان اشیاء و پدیده‌ها را به هم ارتباط می‌داد. mizan_test_en_fa Perhaps he had had somebody like her in mind when he painted that girl, Iseult, in the book there on the table. شاید وقتی او آن دختر یعنی ایزولت را در کتابی که روی میز است تصویر می‌کرد کسی به زیبایی این دختر را در ذهنش مجسم کرده بود. mizan_test_en_fa A flood of associations, visions of various ways he had made the acquaintance of women, سیلی از تداعی و تصاویری از راه‌های گوناگون آشنا شدنش با زن‌ها به ذهنش هجوم آوردند، mizan_test_en_fa rushed into his mind and threatened to swamp it. و چیزی نمانده بود او را در خود غرق کنند. mizan_test_en_fa while about her were limned many women, و در دو سویش زنانی به صف ایستاده بودند، mizan_test_en_fa all to be weighed and measured by a fleeting glance, که می‌شد با نگاهی گذرا سنجید و وراندازشان کرد، mizan_test_en_fa herself the unit of weight and measure. در حالی که او معیار سنجش و ارزیابی بود. mizan_test_en_fa These, in turn, were crowded out by Japanese women, doll like, stepping mincingly on wooden clogs; دور تا دور این‌ها را زن‌های عروسک مانند و ناز و کرشمه‌دار ژاپنی با کفش‌های چوبی، mizan_test_en_fa by Eurasians, delicate featured, stamped with degeneracy; زن‌های ریزنقش اروپا آسیایی که مهر فساد بر پیشانی‌شان خورده بود. mizan_test_en_fa All these were blotted out by a grotesque and terrible nightmare brood frowsy, همه‌ی این‌ها در سایه‌ی گروه کابوس گونه‌ای زشت و وحشت‌آور mizan_test_en_fa shuffling creatures from the pavements of Whitechapel, gin bloated hags of the stews, مخلوقات شلخته و بی‌قرار پیاده‌روهای وایت چیل لگوری‌های پف کرده‌ی الکی، mizan_test_en_fa and all the vast hell's following of harpies, vile mouthed and filthy, در روسپی خانه‌ها زنان عقاب سیرت بددهن و کثیف قرار گرفته بودند، mizan_test_en_fa He waved his hand deprecatingly , مارتین دستش را به حالت نفی کننده‌ای تکان داد، mizan_test_en_fa and muttered that it was nothing at all, what he had done, and that any fellow would have done it. و من‌من کنان گفت کاری که او کرده چندان اهمیتی نداشته و هر کسی می‌توانسته است انجام دهد. mizan_test_en_fa Also, with quick, critical eye, she noted a scar on his cheek, سپس با نگاهی تند و عجیب‌جویانه متوجه زخمی بر گونه مارتین، mizan_test_en_fa another that peeped out from under the hair of the forehead, و زخم دیگری که اندکی از آن از زیر موهای پیشانی‌اش بیرون آمده بود شد. mizan_test_en_fa Likewise her feminine eye took in the clothes he wore, the cheap, همچنین چشم‌های زنانه‌ی او در لباسی که مارتین پوشیده بود با آن دوخت ارزان، mizan_test_en_fa and unaesthetic cut, the wrinkling of the coat across the shoulders, و بی‌سلیقه‌ای که داشت به گشت در آمدند و به‌پف کردگی پشت گردن، mizan_test_en_fa and the series of wrinkles in the sleeves that advertised bulging biceps muscles. و چروک‌های آستین‌هایش که برآمدگی عضلات دو سر بازوهایش را نشان می‌داد خیره شدند. mizan_test_en_fa While he waved his hand and muttered that he had done nothing at all, در لحظاتی که مارتین دستش را تکان می‌داد و می‌گفت اصلا کار قابلی نکرده است، mizan_test_en_fa he was obeying her behest by trying to get into a chair. می‌کوشید با نشستن بر روی یکی از صندلی‌ها دستور دختر را اجرا کند. mizan_test_en_fa in his eyes was a rich vision of that hot, starry night at Salina Cruz, the white strip of beach, در چشم‌هایش منظره‌ی پرهیاهویی از آن شب گرم و ستاره باران سانتاکروز نوار باریک و سفید ساحل، mizan_test_en_fa the lights of the sugar steamers in the harbor, the voices of the drunken sailors in the distance, چراغ‌های کشتی‌های حمل شکر در بندرگاه صدای ملوانان مست از دور دست‌ها، mizan_test_en_fa the jostling stevedores, the flaming passion in the Mexican's face, و آمد و شد مباشران بارگیری و باراندازی شهوتی که از چهره‌ی مکزیکی شعله‌ور می‌شد. mizan_test_en_fa the glint of the beast eyes in the starlight, the sting of the steel in his neck, درخشش چشم‌های جانور گونه مکزیکی در زیر نور ستارگان زخم نیش فولاد بر گردن خودش، mizan_test_en_fa and the rush of blood, the crowd and the cries, the two bodies, his and the Mexican's, و فوران خون هجوم مردم و داد و بیدادها در هم گلاویز شدن او و مکزیکی، mizan_test_en_fa locked together, rolling over and over and tearing up the sand, and from away off somewhere the mellow tinkling of a guitar. و غلتیدن هر دو به روی ماسه‌ها و به گوش رسیدن صدای دل‌نشین گیتاری از دور دست زنده شد. mizan_test_en_fa Such was the picture, and he thrilled to the memory of it, او از زنده شدن این منظره بر خود لرزید، mizan_test_en_fa wondering if the man could paint it who had painted the pilot schooner on the wall. و دلش می‌خواست بداند نقاشی که تابلو قایق بلدرسانرا کشیده می‌تواند از این منظره هم نقاشی کند یا نه. mizan_test_en_fa The white beach, the stars, and the lights of the sugar steamers would look great, در این فکر بود که ساحل سفید ستارگان و چراغ‌های حمل شکر چه زیبایند، mizan_test_en_fa he thought, and midway on the sand the dark group of figures that surrounded the fighters. و روی ماسه‌های میان راه گروه سیاه رنگ اشخاصی که دور دعواکننده‌ها را گرفته‌اند تماشایی می‌شود. mizan_test_en_fa He felt a shock himself, and a blush of embarrassment shone faintly on his sunburned cheeks, مارتین هم احساس کرد که ضربه‌ای بر وجودش وارد شده است و سرخی حاکی از دستپاچگی بفهمی نفهمی در گونه‌های آفتاب سوخته‌اش دیده شد، mizan_test_en_fa though to him it burned as hotly as when his cheeks had been exposed to the open furnace door in the fire room. اما این سرخی او را درست مانند گرمایی که از دریچه‌ی روباز کوزه‌ی کشتی به صورتش می‌زد گرم می‌کرد. mizan_test_en_fa Even as she asked, he realized that she was making an effort to talk his talk, گرچه او چنین پرسشی کرد ولی مارتین متوجه شد که او می‌خواهد سر صحبت را باز کند، mizan_test_en_fa and he resolved to get away from it and talk hers. و به‌همین علت تصمیم گرفت از آن موضوع دور شود و صحبت مطلوب او را به میان آورد. mizan_test_en_fa ;It was just an accident,; he said, putting his hand to his cheek. مارتین در حالی که دستش را روی گونه‌اش می‌گذاشت گفت یه تصادف بود، mizan_test_en_fa ;One night, in a calm, with a heavy sea running, the main boom lift carried away, an' next the tackle. یه شب توی هوای آروم بعد از کلی تلاش برای داخل شدن در مسیر رودخانه اول منجنیق دکل پشت سر اونم طناب و قرقره باز شد. mizan_test_en_fa ;Oh,; she said, this time with an accent of comprehension, دختر این‌بار تأکیدی که حاکی از تأمل بود گفت اوه! mizan_test_en_fa though secretly his speech had been so much Greek to her and she was wondering what a _lift_ was and what _swatted_ meant. اما در نهان فهمیدن سخنان مارتین برایش مانند فهمیدن زبان یونانی دشوار بود و نمی‌دانست منجنیق دکل یعنی چه و چرا او ضربه‌ی محکمی خورده است. mizan_test_en_fa ;This man Swineburne,; he began, attempting to put his plan into execution and pronouncing the i long. ;Who?; مارتین این بار کوشید نقشه‌اش را به اجرا در آورد و در حالی که حرف ی را کشیده‌تر از معمول تلفظ می‌کرد گفت این یارو. سواینبرن! کی؟ mizan_test_en_fa He felt better, and settled back slightly from the edge of the chair, شروع به حرف زدن کرد مارتین آرام‌تر شد و خودش را از لبه صندلی عقب کشید، mizan_test_en_fa holding tightly to its arms with his hands, و با دست‌هایش محکم دست صندلی را گرفت، mizan_test_en_fa as if it might get away from him and buck him to the floor. مثل این که ممکن بود صندلی از زیرش در برود و او را زمین بکوبد. mizan_test_en_fa He had succeeded in making her talk her talk, and while she rattled on, توانسته بود مسیر صحبت را به آنچه دلخواه دختر بود برگرداند، mizan_test_en_fa he strove to follow her, marvelling at all the knowledge that was stowed away in that pretty head of hers, and drinking in the pale beauty of her face. و از انبوه اطلاعاتی که مرتب در کله‌ی زیبایی او جا داده شده بود تعجب می‌کرد و غرق در زیبایی کم رنگ چهره‌ی او شده بود. mizan_test_en_fa Follow her he did, though bothered by unfamiliar words that fell glibly from her lips and by critical phrases, خوب به گفته‌های دختر گوش می‌داد هرچند واژه‌های نا آشنایی که راحت از لب‌های او بیرون می‌جهیدند، mizan_test_en_fa and thought processes that were foreign to his mind, و عبارت‌های نقادانه و اندیشه‌هایی که به ذهنش آشنا نبودند کمی خسته‌اش می‌کردند، mizan_test_en_fa but that nevertheless stimulated his mind and set it tingling. اما بر روی هم ذهنش را به حرکت در آوردند و صدایش در آمد. mizan_test_en_fa She lent wings to his imagination, and great, luminous canvases spread themselves before him whereon loomed vague, او به تخیل مارتین بال و پر داد و تابلوهای بزرگ و درخشانی در برابرش گشوده شدند که بر روی‌شان پیکرهای محو، mizan_test_en_fa gigantic figures of love and romance, and of heroic deeds for woman's sake for a pale woman, a flower of gold. و غول‌آسای عشق و دلدادگی قهرمانی در راه وصال زنان زنی پریده‌رنگ گلی از زر خودنمایی می‌کردند. mizan_test_en_fa He listened as well, but he stared, گوش می‌داد اما خیره شده بود، mizan_test_en_fa unconscious of the fixity of his gaze or of the fact that all that was essentially masculine in his nature was shining in his eyes. و نمی‌دانست که چشم‌هایش را به کجا دوخته است و هر آنچه در طبیعت مردانه‌اش وجود دارد از چشم‌هایش می‌تراود. mizan_test_en_fa while her instincts rang clarion voiced through her being, در همان حال غرایزش با صدای شیپور مانندی در سراسر وجودش به‌صدا در آمده بودند، mizan_test_en_fa impelling her to hurdle caste and place and gain to this traveller from another world, و او را بر آن می‌داشتند که از دیوار طبقه و مقام بپرد و این سالک را که از جهان دیگر آمده است. mizan_test_en_fa to this uncouth young fellow with lacerated hands and a line of raw red caused by the unaccustomed linen at his throat, یعنی این جوان زمخت را با آن دست‌های زخمی و خط سرخی که یقه آهاری پیراهن تازه بر گردنش انداخته، و از همه چیزش پیدا بود، mizan_test_en_fa who, all too evidently, was soiled and tainted by ungracious existence. که در بحبوحه زندگانی خارج از نزاکت آلوده و چرکین شده است تصرف کند پیش خودش می‌گفت مثل نقره است. mizan_test_en_fa Like silver, he thought to himself, like tinkling silver bells; مثل ناقوس‌های خوش صدای نقره‌ای، mizan_test_en_fa and on the instant, and for an instant, he was transported to a far land, where under pink cherry blossoms, و در همان لحظه بی‌درنگ به سرزمین دور دستی انتقال یافت که در آن زیر شکوفه‌های صورتی رنگ گیلاس، mizan_test_en_fa he smoked a cigarette and listened to the bells of the peaked pagoda calling straw sandalled devotees to worship. سیگاری دود می‌کرد و به ناقوس‌های بتکده‌ی بلندی که زاهدهای کفش حصیری را به عبادت فرا می‌خواند گوش می‌داد. mizan_test_en_fa He could not express what he felt, نمی‌توانست آنچه را احساس کرده بود به زبان آورد، mizan_test_en_fa and to himself he likened himself to a sailor, و خود را به ملوانی تشبیه می‌کرد، mizan_test_en_fa in a strange ship, on a dark night, groping about in the unfamiliar running rigging. که در شبی تاریک بر عرشه‌ی یک کشتی ناآشنا نشسته است و در میان طناب‌ها و بادبان‌های متحرک ناآشنا کورمال کورمال به دنبال چیزی می‌گردد. mizan_test_en_fa he broke in impulsively, spurred on to exhibit and make the most of his little store of book knowledge, مارتین بی‌اراده حرف دختر را برید گویی از درون وادار می‌شد که خودش را بیرون بریزد و درباره‌ی ذخیره‌ی ناچیز اطلاعات کتابی‌اش تبلیغ کند، mizan_test_en_fa desirous of showing her that he was not wholly a stupid clod. به این شوق بود که به دختر بفهماند او یک کلوخ سراپا نادان نیست. mizan_test_en_fa Her gaze rested for a moment on the muscular neck, heavy corded, almost bull like, نگاه دختر لحظه‌ای بر گردن عضلانی ستبر پی و تقریبا گاومانند مارتین که سرشار از سلامت و نیروی خشن بود. mizan_test_en_fa bronzed by the sun, spilling over with rugged health and strength and though he sat there, blushing and humble, again she felt drawn to him. درنگ کرد و گرچه مارتین سرخ و متواضع روبه‌رویش نشسته بود دختر دوباره احساس کرد که به سویش کشیده می‌شود. mizan_test_en_fa She knew only that no man had ever affected her before as this one had, فقط می‌دانست که در گذشته هیچ مردی به اندازه‌ی این یکی، mizan_test_en_fa who shocked her from moment to moment with his awful grammar. که لحظه به لحظه با آن اشتباهات دستوری‌اش او را متحیر می‌کرد نتوانسته بود بر او تأثیر بگذارد. mizan_test_en_fa She beamed encouragement upon his desire for knowledge, and said: دختر به اشتیاق مارتین برای دانش‌اندوزی دامن زد و گفت: mizan_test_en_fa ;That depends upon how much studying you have already done. بستگی دارد به این که تا به حال چقدر مطالعه کرده باشید، mizan_test_en_fa You have never attended high school? دبیرستان که نرفته‌اید درسته؟ mizan_test_en_fa Then he remembered seeing similar grand ladies and gowns entering the London theatres while he stood , سپس به یاد آورد که خانم‌های بلند قامت و خوش لباس مشابهی را دیده است که به تئاترهای لندن می‌رفتند، mizan_test_en_fa and watched and the policemen shoved him back into the drizzle beyond the awning. و او به تماشای‌شان می‌ایستاده است و پلیس‌ها او را از زیر سایه‌بان به زیر باران هل می‌دادند. mizan_test_en_fa wherein he and his mates sat eating salt beef with sheath knives and fingers, در اینجا خودش و همکارانش را می‌دید که نشسته بودند و گوشت نمک‌سود را با چاقو می‌بریدند و با دست می‌خوردند، mizan_test_en_fa or scooping thick pea soup out of pannikins by means of battered iron spoons. یا نخود آب را با قاشق‌های کج و کوله آهنی از قابلمه‌های کوچک در می‌آوردند و سر می‌کشیدند. mizan_test_en_fa The stench of bad beef was in his nostrils, بوی گوشت فاسد هنوز توی دماغش بود، mizan_test_en_fa while in his ears, to the accompaniment of creaking timbers and groaning bulkheads, echoed the loud mouth noises of the eaters. و در گوشش همراه با صدای غژغژ الوارها و ناله‌ی تیغه‌های چوبی اتاق ملوانان صدای بلند هورت دهان ملوانان دیگر نیز می‌پیچید. mizan_test_en_fa to feel the prod of desire to win to the walk in life whereon she trod, and to have his mind ever, انگیزه‌ی آرزوی رسیدن به پایه‌ای را که او در زندگی داشت احساس کند، mizan_test_en_fa and again straying off in speculation and vague plans of how to reach to her. و ذهنش را بارها و بارها به خیالبافی و نقشه کشی برای رسیدن به او سرگرم کند. mizan_test_en_fa Also, when his secret glance went across to Norman opposite him, or to any one else, همچنین وقتی نگاه پنهانش را به سوی نورمن در روبه‌رو یا هرکدام از آن‌ها می‌گردانید، mizan_test_en_fa to ascertain just what knife or fork was to be used in any particular occasion, تا مطمئن شود که در هر مورد معین باید از کدام کارد یا چنگال استفاده کند. mizan_test_en_fa that person's features were seized upon by his mind, حالت‌های سیمای آن شخص را در ذهنش ثبت می‌کرد، mizan_test_en_fa which automatically strove to appraise them and to divine what they were all in relation to her. و ذهنش نیز خود به‌خود می‌کوشید این حالت‌ها را ارزیابی کند و به پیش‌بینی‌هایی دست بزند البته با نسبت دادنش به دختر mizan_test_en_fa Then he had to talk, سپس مجبور بود حرف بزند. mizan_test_en_fa to hear what was said to him and what was said back and forth, and to answer, when it was necessary, with a tongue prone to looseness of speech that required a constant curb. آنچه را که به او گفته می‌شد بشنود به سخنانی که میان آنها رد و بدل می‌شد گوش و هرگاه لازم می‌شد با زبان لقش که نیاز به مهار داشت پاسخ دهد. mizan_test_en_fa He had heard of such things, and now, sooner or later, شنیده بود که همچو چیزهایی وجود دارند و حالا دیر یا زود، mizan_test_en_fa somewhere in the next few minutes, he would see them, sit at table with exalted beings who used them ay, and he would use them himself. تا چند دقیقه‌ی دیگر خودش هم در کنار افراد والامقامی که از آن‌ها استفاده می‌کنند آن‌ها را می‌بیند و حتی انگشت‌هایش را در آن‌ها می‌شوید. mizan_test_en_fa and there were still more cowardly suggestions that warned him he would fail in such course, that his nature was not fitted to live up to it, با احتیاط به خودش تلقین می‌کرد که اگر چنین کند شکست خواهد خورد و طبیعتش مناسب این‌جور کارها نیست، mizan_test_en_fa and that he would make a fool of himself. و با این کار درواقع خودش را دست انداخته است. mizan_test_en_fa He heard words spoken that were meaningless to him, واژه‌هایی را شنید که برایش بی‌معنی بودند، mizan_test_en_fa and other words that he had seen only in books , و واژه‌هایی دیگری را شنید که قبلا در کتاب‌ها دیده بود، mizan_test_en_fa and that no man or woman he had known was of large enough mental caliber to pronounce. و هیچ کدام از مردها و زن‌هایی که او می‌شناخت توانایی لازم برای تلفظ آن‌ها را نداشتند. mizan_test_en_fa ;By God! ; he cried to himself, once; ;I'm just as good as them, ناگهان از درون فریاد برآورد خدا می‌دونه که من هم به اندازه‌ی اونا خوبم، mizan_test_en_fa and if they do know lots that I don't, I could learn 'm a few myself, all the same! و اگه اونا خیلی چیزا می‌دونن که من نمی‌دونم منم می‌تونم خیلی چیزا به اونا یاد بدم خوب!. mizan_test_en_fa the next moment, when she or her mother addressed him as ;Mr. Eden,; یک لحظه‌ی بعد وقتی دختر یا مادرش او را آقای ایدن صدا کردند، mizan_test_en_fa his aggressive pride was forgotten, and he was glowing and warm with delight. غرور پرخاشگرانه‌اش رااز یاد برد و تمام وجودش لبریز از شادی گرم و سوزان شد. mizan_test_en_fa filled with jerks and halts as he groped in his polyglot vocabulary for words, debating over words he knew were fit , پر از تکان‌ها و مکث‌هایی می‌شد که از کورمالی کردن در گنجینه‌ی واژگان چندزبانی بحث کردن درباره‌ی واژه‌هایی که می‌دانست مناسبند، mizan_test_en_fa but which he feared he could not pronounce, اما می‌ترسید که نتواند تلفظ‌شان کند. mizan_test_en_fa He was swiftly mastered by the concept or sensation in him that struggled in birth throes to receive expression and form, خیلی زود مفهوم یا معنایی را که درد زایمان می‌کشید تا به دنیا آید و بیان و شکلی به خود بگیرد پیدا کرد، mizan_test_en_fa and then he forgot himself and where he was, and the old words the tools of speech he knew slipped out. آنگاه از یاد برد که کیست و کجاست سپس واژه‌های قدیمی ابزارهای آشنای گویشی‌اش بیرون پریدند. mizan_test_en_fa On the instant those at the table were keyed up and expectant, در یک آن اعضای خانواده که پشت میز نشسته بودند، mizan_test_en_fa the servant was smugly pleased, and he was wallowing in mortification. حواس‌شان متوجه او شد و منتظر بقیه‌ی حرفش ماندند پیش‌خدمت درست و حسابی خوش‌حال شد و مارتین سخت دل‌آزرده شد. mizan_test_en_fa He caught her curious and speculative eyes fixed on his hands, and, being in explanatory mood, he said: مارتین چشم‌های کنجکاو و کاونده‌ی دختر را که به دست‌هایش دوخته شده بود متوجه خود کرد و انگار که درحال تفسیر خبری باشد گفت. mizan_test_en_fa ;I just come down the Coast on one of the Pacific mail steamers. تازه با یکی از کشتی‌های پستی اقیانوس آرام به ساحل رسیدم. mizan_test_en_fa ;It was brave of you to help Arthur the way you did and you a stranger,; آن طور که شما به آرتور کمک کردید شما آدم غریبه نشان می‌دهد که خیلی شجاعید. mizan_test_en_fa she said tactfully, aware of his discomfiture though not of the reason for it. دختر که متوجه شکست مارتین شده بود هرچند دلیلش را نمی‌دانست با حاضر جوابی گفت mizan_test_en_fa And while Arthur took up the tale, for the twentieth time, و در حالی که آرتور برای بیستمین بار، mizan_test_en_fa of his adventure with the drunken hoodlums on the ferry boat and of how Martin Eden had rushed in and rescued him, داستان زدو خوردش با لات‌هایمست در قایق مسافری و چگونگی هجوم آوردن مارتین برای نجاتش را از سر گرفت. mizan_test_en_fa that individual, with frowning brows, meditated upon the fool he had made of himself, مارتین با سگرمه‌ی درهم به حماقتی که مرتکب شده بود می‌اندیشید، mizan_test_en_fa and wrestled more determinedly with the problem of how he should conduct himself toward these people. و با اراده‌ی محکم‌تری به بررسی این مسأله پرداخته بود که رفتارش با این افراد چگونه باید باشد. mizan_test_en_fa But in the meantime, talk he must, and it must be his own talk, اما در این فاصله حرف می‌زد و حرفش می‌بایست، mizan_test_en_fa toned down, of course, so as to be comprehensible to them and so as not to shook them too much. حرف دلش باشد کمی تخفیف دهد تا برای آن‌ها قابل فهم باشد و شگفت‌زده‌شان نکند، mizan_test_en_fa And furthermore, he wouldn't claim, not even by tacit acceptance, to be familiar with anything that was unfamiliar. و گذشته از این به‌طور ضمنی هم که شده نباید مدعی آشنایی با چیزی شود که برایش ناآشنا است. mizan_test_en_fa For the first time he became himself, consciously and deliberately at first, نخستین بار به خود آمد اول آگاهانه و عمدا، mizan_test_en_fa but soon lost in the joy of creating in making life as he knew it appear before his listeners' eyes. اما بلافاصله در لذت آفرینش و سازندگی زندگی به شکلی که می‌دانست در برابر دیدگان شنوندگان سخنانش ظاهر می‌شود غرق شد. mizan_test_en_fa He selected from the vast mass of detail with an artist's touch, از انبوه جزییات موضوعی را با مهارتی هنرمندانه برمی‌گزید، mizan_test_en_fa drawing pictures of life that glowed and burned with light and color, و تصاویری از زندگی ترسیم می‌کرد که نور و رنگشان می‌درخشیدند، mizan_test_en_fa injecting movement so that his listeners surged along with him on the flood of rough eloquence, enthusiasm, and power. و ملتهب بودند و حرکت را چنان تزریق می‌کرد که مخاطبانش همراه او در دریای توفنده‌ی فصاحت شور و شوق و توانمندی‌اش دستخوش امواج شده بودند. mizan_test_en_fa but beauty always followed fast upon the heels of violence, اما زیبایی همیشه سایه به سایه‌ی خشونت پیش می‌رفت، mizan_test_en_fa and tragedy was relieved by humor, by interpretations of the strange twists and quirks of sailors' minds. و تراژدی را با بذله گویی و تفسیرهایی که از پیچ و خم‌های اذهان ملوان می‌کرد تخفیف می‌داد. mizan_test_en_fa She wanted to lean toward this burning, دلش می‌خواست خودش را به سوی این مرد سوزان، mizan_test_en_fa blazing man that was like a volcano spouting forth strength, robustness, and health. و ملتهب که همچون کوه آتشفشان بود و قدرت و تنومندی و سلامت از دهانه‌اش فوران می‌کرد خم کند. mizan_test_en_fa Before his facile perils and ready laugh, life was no longer an affair of serious effort and restraint, زندگی در برابر مخاطرات فراوان و خنده‌ی همیشگی او دیگر چیزی جدی و پر زحمت تلقی نمی‌شد، mizan_test_en_fa but a toy, to be played with and turned topsy turvy, بلکه بازیچه‌ای بود که می‌بایست به بازی می‌گرفتی و در هم برهمش می‌کردی، mizan_test_en_fa carelessly to be lived and pleasured in, and carelessly to be flung aside. با بی‌قیدی سپری می‌کردی و لذت می‌بردی و باز با بی‌قیدی از آن می‌گریختی. mizan_test_en_fa She wanted to cry out at the recklessness of the thought, می‌خواست بر این اندیشه‌ی بی‌محابای خویش فریاد کند. mizan_test_en_fa and in vain she appraised her own cleanness and culture, اما بیهوده پاکیزگی و فرهیختگی خودش را ستود، mizan_test_en_fa and balanced all that she was against what he was not. و هرآنچه را داشت با هرآنچه مارتین نداشت مقایسه کرد. mizan_test_en_fa Later, at the piano, she played for him, and at him, aggressively, بعدا وقتی دختر پشت پیانو نشست و با خشونت برای او نواخت، mizan_test_en_fa with the vague intent of emphasizing the impassableness of the gulf that separated them. بفهمی نفهمی می‌خواست بر اتصال‌ناپذیری شکافی که آن‌دو را از همدیگر جدا می‌کرد تأکید بگذارد. mizan_test_en_fa But he had caught hints of such music from the books, اما به اشاراتی از این گونه موسیقی در کتاب‌ها برخورده بود، mizan_test_en_fa and he accepted her playing largely on faith, patiently waiting, at first, for the lifting measures of pronounced and simple rhythm, و کار دختر را پذیرفت و در آغاز با شکیبایی منتظر ضرب‌های موزون ریتم برجسته و ساده بود اما آشفته شد، mizan_test_en_fa puzzled because those measures were not long continued. چون این ضرب‌ها به‌قدر کافی ادامه نیافتند mizan_test_en_fa he beat up against the southeast trades through long tropic days, برخلاف مسیر بادهای غرب وزان در روزهای گرم و طولانی، mizan_test_en_fa sinking palm tufted coral islets in the turquoise sea behind and lifting palm tufted coral islets in the turquoise sea ahead. منطقه‌ی استوا پارو می‌زد جزایر کوچک نخل‌خیز مرجانی دریای فیروزه فام روبه‌رویش کم‌کم سر از آب بیرون می‌آوردند. mizan_test_en_fa One instant he was astride a broncho and flying through the fairy colored Painted Desert country; در یک آن بر اسبی وحشی می‌نشست و در کشوری بیابانی و پری‌وش به تاخت در می‌آمد، mizan_test_en_fa the next instant he was gazing down through shimmering heat into the whited sepulchre of Death Valley, آنی دیگر از پس گرمای سوزان به گورستان سفیدپوش دره‌ی مرگ در شرق کالیفرنیا و جنوب نوادا خیره می‌شد. mizan_test_en_fa The hulk of an ancient wreck burned with blue fires, تنه‌ی یک کشتی قدیمی با شعله‌ای آبی‌رنگ می‌سوخت، mizan_test_en_fa in the light of which danced the hula dancers to the barbaric love calls of the singers, who chanted to tinkling ukuleles and rumbling tom toms. و رقصندگان همراه با آوای عاشقانه‌ی بربرها که با نوای سازهای اوکولل و غرش طبل‌های بومیان هاوایی آواز سر داده بودند در پرتوش هولا می‌رقصیدند. mizan_test_en_fa all life that he had known and that was his consciousness was the strings; تمام زندگی‌اش آن‌سان که شناخته بود و ضمیرآگاه او به‌شمار می‌رفت، mizan_test_en_fa and the flood of music was a wind that poured against those strings and set them vibrating with memories and dreams. زه‌های این چنگ بود و نوای موسیقی همچون بادی بود که به این زه‌ها می‌خورد و با خاطرات و رؤیاها مرتعش‌شان می‌ساخت. mizan_test_en_fa he went on oscillating across the broad, warm world, through high adventure and noble deeds to Her ay, and with her, او همچنان نوسان کنان با ماجراهای بزرگ و کارهای شریفش در این دنیای پهناور و گرم به سوی دختر ره می‌پویید mizan_test_en_fa winning her, his arm about her, and carrying her on in flight through the empery of his mind. همراه او در کنار او دستش بر گردن او بود و او را درمیان فضای خالی ذهنش پرواز کنان با خود می‌برد. mizan_test_en_fa It was a transfigured face, with great shining eyes that gazed beyond the veil of sound, چهره‌اش نورانی شده بود چشمانی بزرگ و درخشان داشت که از پشت پرده‌ی صدا می‌نگریستند، mizan_test_en_fa and saw behind it the leap and pulse of life and the gigantic phantoms of the spirit. و ضربان و جهش زندگی و سایه‌های غول‌آسای روح را می‌دیدند. mizan_test_en_fa but these seemed the prison bars through which she saw a great soul looking forth, اما این‌ها همچون میله‌های زندان بودند که دختر در پشت‌شان روحی بزرگ را می‌دید که به آینده می‌نگرد، mizan_test_en_fa inarticulate and dumb because of those feeble lips that would not give it speech. و چون لب‌های بی‌رمقش نمی‌توانند سخنگوی آن باشند ناشمرده و گنگ سخن می‌گوید. mizan_test_en_fa But the impression of that fleeting glimpse lingered, and when the time came for him to beat a stumbling retreat and go, اما تأثیر این لحظه‌ی گذرا بر جای ماند و وقتی مارتین خواست از جا برخیزد، mizan_test_en_fa she lent him the volume of Swinburne, and another of Browning she was studying Browning in one of her English courses. و برود کتاب براونینگ را برای یکی از درس‌های رشته‌ی زبان انگلیسی‌اش در دست مطالعه داشت. mizan_test_en_fa He seemed such a boy, as he stood blushing and stammering his thanks, همچنان که مارتین با صورتی سرخ ایستاده بود و با زبان بی‌زبانی از او تشکر می‌کرد، mizan_test_en_fa that a wave of pity, maternal in its prompting, welled up in her. دختر او را همچون پسرکی جلوه‌گر ساخت و موجی از دلسوزی مادرانه از درونش جوشید و بالا آمد. mizan_test_en_fa She did not remember the lout, nor the imprisoned soul, nor the man who had stared at her in all masculineness and delighted and frightened her. دیگر آن مرد بی‌دست و پا یا روح زندانی یا حتی مردی را که با تمام مردانگی‌اش به او خیره شده و شاد و وحشت‌زده‌اش کرده بود به‌یاد نیاورد. mizan_test_en_fa She saw before her only a boy, به نظرش همچون پسری بود، mizan_test_en_fa who was shaking her hand with a hand so calloused that it felt like a nutmeg grater and rasped her skin, که با دستی چنان پینه بسته دستش را فشرد که به زبری رنده‌ی جوز هندی بود و مانند سوهانی بود که به پوستش می‌کشیدند. mizan_test_en_fa Her face shimmered before his eyes as he walked along, pale and serious, sweet and sensitive, همچنان که گام برمی‌داشت چهره‌ی رنگ‌پریده و جدی شیرین و حساس دختر در برابر دیدگانش ظاهر شد، mizan_test_en_fa smiling with pity and tenderness as only a spirit could smile, و با چنان ترحم و لطافتی می‌خندید که فقط روح را توان چنان خنده‌ای بود، mizan_test_en_fa and pure as he had never dreamed purity could be. و چنان پاک بود که او هرگز تصور نمی‌کرد که چنین چیزی امکان وجود داشته باشد. mizan_test_en_fa Ambition soared on mad wings, and he saw himself climbing the heights with her, جاه‌طلبی‌اش با بال‌های شیفته به‌پرواز درآمد و او خود را دید که همراه دختر در آسمان‌ها اوج گرفته است، mizan_test_en_fa sharing thoughts with her, pleasuring in beautiful and noble things with her. اندیشه‌هایش را با او درمیان گذاشته است و از زیبایی‌ها و ظرافت‌ها او لذت می‌برد. mizan_test_en_fa Sensation usurped reason, and he was quivering and palpitant with emotions he had never known, احساس عقل را می‌ربود و او در اثر احساساتی که تا آن زمان برایش ناشناخته بودند، mizan_test_en_fa drifting deliciously on a sea of sensibility where feeling itself was exalted , بر خود می‌لرزید و می‌تپید و شادمانه بر دریایی از حساسیت کشیده می‌شد که در آن احساس نیز تلطیف می‌یافت، mizan_test_en_fa and spiritualized and carried beyond the summits of life. و جنبه‌ای معنوی پیدا می‌کرد و از بلندترین قله‌های زندگی نیز فراتر می‌رفت. mizan_test_en_fa that they had been out having a good time instead of being with her that evening, talking with her, به جای آنکه آن روز غروب زا در کنار او باشند با او صحبت کنند، mizan_test_en_fa sitting around her in a worshipful and adoring circle. و حلقه‌ی پرستش گرانه‌ای به گردش بزنند برای خوش گذرانی زده‌اند بیرون. mizan_test_en_fa As he groped his way across the hall he stumbled over a toy cart, همچنان که از هال رد می‌شد پایش به یک گاری اسباب‌بازی، mizan_test_en_fa left there by one of his numerous nephews and nieces, and brought up against a door with a resounding bang. که مال یکی از خواهرزاده‌های قدونیم قدش بود گیر کرد و باصدای درنگ محکمی به در کوبیده شد. mizan_test_en_fa His mind went back to the house he had just left, and he saw, first, ذهنش به خانه‌ای برگشت که چند دقیقه‌ی پیش ترک کرده بود و پیش از هر چیز، mizan_test_en_fa the paintings, and next, Her, looking at him with melting sweetness as she shook his hand at leaving. تابلوها را و سپس دختر را دید که با ملاحتی دلنشین در حالی که دست مارتین را هنگام خداحافظی گرفته است به او نگاه می‌کند. mizan_test_en_fa Martin came back and looked at the beady eyes, sneering, truculent, cowardly, مارتین به خود آمد و به چشم‌های گرد مسخره وحشی و ترسوی او نگاه کرد، mizan_test_en_fa and there leaped into his vision, as on a screen, the same eyes when their owner was making a sale in the store below subservient eyes, smug, and oily, and flattering. و در برابرش چنانکه گویی در پرده سینما منظره همان چشم‌هایی مجسم شد که در فروشگاه طبقه پایین دیده بود چشم‌هایی مطیع متواضع متملق و چاپلوس. mizan_test_en_fa They did not have it in their souls to know beauty, روح آن‌ها به آشنایی با زیبایی‌ها عادت نداشت، mizan_test_en_fa or they would have known that those shining eyes and that glowing face betokened youth's first vision of love. و نمی‌توانستند بفهمند که این چشم‌های درخشان و چهره‌ی شاد نشانه‌ای از نخستین تجلی عشق در وجود مارتین جوان است. mizan_test_en_fa ;He said something about a schooner that's gettin' ready to go off to some outlandish place to look for buried treasure, داشت از یک کشتی حرف می‌زد که داره برای رفتن به جاهای خیلی دور و گشتن به دنبال دفینه آماده می‌شه mizan_test_en_fa that he'd sail on her if his money held out.; می‌گفت اگه پولش تموم نشه با این کشتی می‌ره. mizan_test_en_fa He extracted great happiness from squelching her, از ساکت کردن زنش بی‌اندازه لذت می‌برد، mizan_test_en_fa and she squelched easily these days, و زن نیز این روزها خیلی زود ساکت می‌شد، mizan_test_en_fa though it had been different in the first years of their married life, هرچند در نخستین سال‌های زندگی زناشویی‌شان این‌طور نبود، mizan_test_en_fa before the brood of children and his incessant nagging had sapped her energy. چون آن روزها این خیل بچه‌ها را نزاییده بود و عیبجویی‌های دایمی شوهرش نیروی او را تمام نکرده بود. mizan_test_en_fa Martin Eden, with blood still crawling from contact with his brother in law, مارتین که خونش همچنان در اثر برخورد با شوهر خواهرش می‌جوشید، mizan_test_en_fa felt his way along the unlighted back hall and entered his room, راهش را کورمال کورمال از هال تاریک عقبی گرفت و به اتاقش رسید، mizan_test_en_fa a tiny cubbyhole with space for a bed, a wash stand, and one chair. که گوشه‌ی دنج کوچکی بود و برای گذاشتن یک تختخواب یک دستشویی و یک صندلی جا داشت. mizan_test_en_fa but fell to staring at the white plaster wall opposite him, broken by long streaks of dirty brown where rain had leaked through the roof. ولی متوجه دیوار گچی روبه‌رو و به خطوط قهوه‌ای رنگی که نشت کردن آب باران در آن ایجاد کرده بود خیره شد بر این زمینه‌ی کثیف کم‌کم منظره‌ها در برابر دیدگانش جریان یافتند و برافروختند. mizan_test_en_fa Never having been conscious of himself, او که هرگز از وجود خود آگاهی نیافته بود، mizan_test_en_fa he did not know that he had that in his being that drew love from women, نمی‌دانست که آنچه عشق زن‌ها را به سویش می‌کشاند در وجود خودش است، mizan_test_en_fa and which had been the cause of their reaching out for his youth. و همین باعث شده است که آن‌ها خواستار جوانی او باشند. mizan_test_en_fa Though they had often bothered him, he had never bothered about them; با آنکه آن‌ها گاهی مایه‌ی دردسرش شده بودند او هرگز دردسری برای آن‌ها ایجاد نکرده بود، mizan_test_en_fa and he would never have dreamed that there were women who had been better because of him. و هرگز خوابش را هم نمی‌دید که زن‌هایی بوده باشند که در اثر رابطه با او بهتر شده باشند. mizan_test_en_fa Always in sublime carelessness had he lived, till now, تا این لحظه زندگی‌اش در نهایت بی‌قیدی گذشته بود، mizan_test_en_fa and now it seemed to him that they had always reached out and dragged at him with vile hands. و اکنون به نظرش چنین می‌رسید که آن‌ها همیشه به او نزدیک شده و هرآنچه را که می‌خواسته‌اند با دست‌هایی آلوده از وجودش در ربوده‌اند. mizan_test_en_fa But he, who for the first time was becoming conscious of himself, was in no condition to judge, بلکه او که نخستین بار از وجود خود آگاهی می‌یافت در وضعی نبود که بتواند قضاوت کند، mizan_test_en_fa and he burned with shame as he stared at the vision of his infamy. و همچنان که به منظره‌ی بدکاری‌هایش می‌نگریست بدنش گرم شد. mizan_test_en_fa His eyes were made for seeing, چشم‌هایش برای دیدن آفریده شده بودند، mizan_test_en_fa but up to that moment they had been filled with the ever changing panorama of the world, اما تا آن لحظه چیزی جز چشم‌اندازهای ناپایدار دنیا ندیده بود، mizan_test_en_fa at which he had been too busy gazing, ever to gaze at himself. و در آن چنان سرگرم شده بود که فرصتی برای نگریستن به‌خود پیدا نمی‌کرد. mizan_test_en_fa Above a square domed forehead he saw a mop of brown hair, nut brown, بالای پیشانی چهار گوشش یک دسته موی قهوه‌ای گردویی دید، mizan_test_en_fa with a wave to it and hints of curls that were a delight to any woman, که چین برداشته بود و چند جایش هم فرفری بود که هر زنی را شاد می‌کرد، mizan_test_en_fa making hands tingle to stroke it and fingers tingle to pass caresses through it. و دست‌هایی را که بر آن کشیده می‌شدند و انگشت‌هایی را که برای نوازش به میانش می‌خزیدند به خارش می‌انداخت. mizan_test_en_fa But he passed it by as without merit, in Her eyes, and dwelt long and thoughtfully on the high, square forehead, اما او از موهایش چنان گذشت که گوی ارزشی در نظر روت ندارند و مدتی طولانی اندیشمندانه به پیشانی چهار گوشش خیره شد، mizan_test_en_fa striving to penetrate it and learn the quality of its content. و کوشید به درونش نفوذ کند و از چگونگی محتویاتش باخبر شود. mizan_test_en_fa nor did he dream that in the world there were few pale spirits of women who could boast fairer or smoother skins than he fairer, باز تصور نمی‌کرد که در جهان تعداد روح‌های لطیف زن‌هایی که بتوانند ادعا کنند پوستی لطیف‌تر یا نرم‌تر از او دارند mizan_test_en_fa than where he had escaped the ravages of the sun. لطیف‌تر از جایی که از یورش آفتاب در امان بوده است بسیار اندک است. mizan_test_en_fa Strength balanced sensuousness and had upon it a tonic effect, قدرت لذت جسمی را به حالت تعادل در می‌آورد و تأثیری نیروبخش بر آن داشت، mizan_test_en_fa compelling him to love beauty that was healthy and making him vibrate to sensations that were wholesome. و او را مجبور می‌کرد که زیبایی سالم را دوست بدارد و در برابر احساس‌هایی که یکپارچه بودند به ارتعاش درآید. mizan_test_en_fa He held up his hand, rubbing the ball of the thumb over the calloused palm and gazing at the dirt that was ingrained in the flesh itself, دستش را بلند کرد نوک انگشت شست‌اش را به کف دست پینه بسته‌اش سایید و به چرکی که به خورد پوستش رفته بود، mizan_test_en_fa and which no brush could scrub away. و با هیچ فرچه‌ای نمی‌شد پاکش کرد چشم دوخت. mizan_test_en_fa He saw her yearning, hungry eyes, چشم‌های مشتاق و گرسنه‌ی دختر را دید، mizan_test_en_fa and her ill fed female form which had been rushed from childhood into a frightened and ferocious maturity; بدن لاغر و نحیف دختر شتابان از حالت کودکی به در می‌آمد و به دوران بلوغ هراس‌آور و بی‌قراری آفرین پای می‌نهاد. mizan_test_en_fa And then a radiant glory shone on the wall, and up through the other vision, displacing it, در همین لحظه برقی روی دیوار درخشید از میان آن منظره‌ی دیگری گذشت و جایش را گرفت، mizan_test_en_fa glimmered Her pale face under its crown of golden hair, remote and inaccessible as a star. چهره‌ی روت در زیر تاجی از موی زرتار در فاصله‌ای بس دور و دست نیافتنی چون ستارگان نمایان شد. mizan_test_en_fa He awoke next morning from rosy scenes of dream to a steamy atmosphere that smelled of soapsuds and dirty clothes, صبح روز بعد از میان چشم‌اندازهای گلگونی که در خواب می‌دید برخاست و خود را در فضای دم کرده‌ای دید که بوی آب صابون و لباس چرک می‌داد، mizan_test_en_fa and that was vibrant with the jar and jangle of tormented life. و سر و صداهای ناهنجار زندگی آشفته از همه جایش به گوش می‌رسید. mizan_test_en_fa As he came out of his room he heard the slosh of water, a sharp exclamation, از اتاق که بیرون آمد صدای شر شر آب صدای جیغ تند و سیلی محکمی را شنید، mizan_test_en_fa and a resounding smack as his sister visited her irritation upon one of her numerous progeny. که خواهرش به صورت یکی از فرزندان بی‌شمارش می‌نواخت تا عصبانیتش فرو نشیند. mizan_test_en_fa at the same time thrusting his hand into his trousers pocket, در حالی که دستش را در جیب شلوارش فرو می‌برد، mizan_test_en_fa where he carried his money loose in the same large way that he lived life in general, که پولش را همچون زندگی عمومی بی‌قیدانه‌اش در آن نگه می‌داشت، mizan_test_en_fa ;Come here, Alfred,; he called to the crying child, بچه‌ی گریان را صدا کرد بیا اینجا آلفرد. mizan_test_en_fa It came to him, in a flash of fancy, that her nature seemed taking on the attributes of stale vegetables, smelly soapsuds, ناگهان همچون برق از ذهنش گذشت که طبیعت خواهرش کم‌کم ویژگی‌های سبزی‌های مانده آب صابون‌های بد بو، mizan_test_en_fa and of the greasy dimes, nickels, and quarters she took in over the counter of the store. و سکه‌های چرک ده سنتی پنج سنتی و بیست‌وپنج سنتی را که پشت دخل از مردم می‌گرفت به خود جذب می‌کند. mizan_test_en_fa Martin went into the kitchen with a sinking heart, مارتین با قلبی اندوهگین به آشپزخانه رفت، mizan_test_en_fa the image of her red face and slatternly form eating its way like acid into his brain. در حالی که تصور چهره‌ی سرخ و قیافه‌ی فقیرانه‌ی خواهرش همچون اسید وجودش را می‌خورد و به مغزش نفوذ می‌کرد. mizan_test_en_fa when she would dance with the best, all night, after a hard day's work at the laundry, در این سال‌ها او پس از یک روز تمام کار در لباس‌شویی سراسر شب را می‌رقصید، mizan_test_en_fa and think nothing of leaving the dance to go to another day's hard work. و اصلا در این فکر نبود که رقص را رها کند و برای کار سخت فردا آماده شود. mizan_test_en_fa then he thought of Ruth and the cool sweetness that must reside in her lips as it resided in all about her, آنگاه به روت و به ملاحت سردی که همانند همه‌ی چیزهای دیگر در لب‌هایش دارد اندیشید، mizan_test_en_fa Her kiss would be like her hand shake or the way she looked at one, firm and frank. حتما بوسه‌ی او همانند دست دادنش یا طرز نگاه کردنش به‌آدم محکم و صریح است. mizan_test_en_fa In imagination he dared to think of her lips on his, در تخیلش به خود جسارت داد و چنین اندیشید که لب‌های روت بر لب‌های او نشسته‌اند، mizan_test_en_fa and so vividly did he imagine that he went dizzy at the thought and seemed to rift through clouds of rose petals, filling his brain with their perfume. و این منظره را چنان زنده در تخیلش مجسم کرد که سرش گیج رفت و چنان بود که گویی در میان ابری از گلبرگ‌ها کشیده می‌شود و مغزش را از عطر آن‌ها پر می‌کند. mizan_test_en_fa Jim was a plumber's apprentice whose weak chin and hedonistic temperament, coupled with a certain nervous stupidity, جیم شاگرد لوله‌کش بود و چانه‌ی لاغر و خلق و خوی لذت جویانه‌اش همراه با قدری حماقت عصبیت آلود نشان می‌دادند، mizan_test_en_fa promised to take him nowhere in the race for bread and butter. که در مسابقه‌ی تلاش معاش به‌جایی نخواهد رسید. mizan_test_en_fa Martin nodded that he heard, it was a habit of nature with him to pay heed to whoever talked to him, مارتین سرش را تکان داد تا بگوید حرف او را شنیده است طبیعتش این طور بود که به حرف‌های هر کسی که با او حرف می‌زد توجه می‌کرد، mizan_test_en_fa and poured a cup of lukewarm coffee. و یک فنجان قهوه‌ی ولرم برای خودش ریخت. mizan_test_en_fa He did not know the way of libraries, شیوه‌ی استفاده از کتابخانه‌ها را نمی‌دانست، mizan_test_en_fa and he wandered through endless rows of fiction, و درمیان ردیف‌های بی‌پایان کتاب‌های داستان سرگردان شده بود، mizan_test_en_fa till the delicate featured French looking girl who seemed in charge, تا آنکه دختری ریزنقش و ظاهرا فرانسوی که گویا مسؤول کتابخانه بود، mizan_test_en_fa told him that the reference department was upstairs. به مارتین گفت بخش مرجع در طبقه‌ی بالاست. mizan_test_en_fa he breathed a great oath, passionately, under his breath, با شادی نامحسوسی سوگندی بزرگ یاد کرد و همراه با نفسی که می‌کشید، mizan_test_en_fa swearing that his brain could do what theirs had done. با خود گفت مغز او می‌تواند کاری را که آن‌ها انجام داده‌اند انجام دهد. mizan_test_en_fa if she wouldn't, he would live a good life among men, اگر روت نمی‌پذیرفت باز هم بد نمی‌شد چون می‌توانست زندگی خوبی در میان انسان‌ها داشته باشد، mizan_test_en_fa because of Her, and he would quit drinking anyway. که عامل اصلی‌اش روت بوده است اما تصمیم قطعی داشت که عرق‌خوری را کنار بگذارد. mizan_test_en_fa was the way he worded it to himself, عنوان مسأله را برای خودش با این واژه‌ها مشخص کرد، mizan_test_en_fa When you meet a young lady and she asks you to call, how soon can you call_? وقتی با خانم جوانی دیدار می‌کنی و او از تو می‌خواهد که دوباره به او سری بزنی پس از چه مدتی می‌توانی دوباره به دیدنش بروی؟ mizan_test_en_fa He had not found what he wanted, though he had found that it would take all of a man's time to be polite, آنچه را که می‌خواست پیدا نکرده بود اما متوجه این نکته شده بود که مؤدب شدن کار یک عمر است، mizan_test_en_fa and that he would have to live a preliminary life in which to learn how to be polite. و او باید به شکل ساده‌ی زندگی خو کند و آداب معاشرت را در جریان همان زندگی بیاموزد. mizan_test_en_fa And for the first block along the street he walked very stiff and straight and awkwardly, فاصله‌ی کتابخانه تا اولین چهارراه را خیلی شق و رق و مستقیم و البته ناشیانه پیمود، mizan_test_en_fa until he forgot himself in his thoughts, whereupon his rolling gait gracefully returned to him. تا آنکه خود را به امواج اندیشه‌ها سپرد و از همان لحظه به بعد حالت طبیعی راه رفتش به طرز زیبایی به او بازگشت. mizan_test_en_fa With four cards permitting him to draw books, با داشتن چهار کارت برای کتاب گرفتن از کتابخانه، mizan_test_en_fa he burned the gas late in the servant's room, لامپ اتاق پیش‌خدمت را تا پاسی از شب روشن نگه می‌داشت، mizan_test_en_fa and was charged fifty cents a week for it by Mr. Higginbotham. و آقای هیگینبوثام نیز هفته‌ای پنجاه سنت از او می‌گرفت. mizan_test_en_fa He had bought a dictionary, which deed had decreased his supply of money, یک واژه‌نامه با خودش آورده بود البته این کار از ذخیره‌ی پولی‌اش کاست، mizan_test_en_fa and brought nearer the day on which he must sail in search of more. و روزی را که می‌بایست برای کسب پول بیشتر رهسپار دریاها شود نزدیکتر کرد. mizan_test_en_fa but night found him lurking like a thief around the Morse home, اما شب‌هنگام مانند یک دزد در اطراف خانه‌ی آقای مورس کمین می‌کرد، mizan_test_en_fa stealing glimpses at the windows and loving the very walls that sheltered her. دزدانه از پنجره‌ها به درون می‌نگریست و به دیوارهایی که روت را در خود محصور کرده بودند احساس علاقه می‌کرد. mizan_test_en_fa once he trailed Mr. Morse down town and studied his face in the lighted streets, یک بار هم مارتین رد پای آقای مورس را گرفت و دنبالش تا مرکز شهر رفت و در خیابان‌های روشن چهره‌ی او را ورانداز کرد، mizan_test_en_fa longing all the while for some quick danger of death to threaten so that he might spring in and save her father. در تمام مدت انتظار داشت که خطر یا تهدید مرگی متوجه آقای مورس شود تا او سریعا بپرد وسط و پدر روت را نجات دهد. mizan_test_en_fa One afternoon he saw her mother coming out of a bank, یک روز غروب مادر روت را دید که از بانک بیرون می‌آمد، mizan_test_en_fa and received another proof of the enormous distance that separated Ruth from him. و این را دلیل دیگری بر فاصله‌ی بسیار زیادی دانست که او را از روت جدا می‌کرد. mizan_test_en_fa He had never been inside a bank in his life, مارتین در تمام زندگی‌اش هرگز توی بانک پا نگذاشته بود، mizan_test_en_fa and he had an idea that such institutions were frequented only by the very rich and the very powerful. و گمان می‌کرد به این جور مؤسسات فقط آدم‌های خیلی ثروتمند و بسیار قدرتمند رفت و آمد می‌کنند. mizan_test_en_fa While purchasing it, the clerk glanced at his nails, suggested a nail file, در حالی که آن را می‌خرید فروشنده نگاهی به ناخن‌هایش افکند و یک سوهان مخصوص ناخن هم به او نشان داد، mizan_test_en_fa and so he became possessed of an additional toilet tool. بدین ترتیب یک وسیله‌ی دیگر بر وسایل نظافتش افزوده شد. mizan_test_en_fa He ran across a book in the library on the care of the body, در کتابخانه به کتابی درباره‌ی مراقبت از بدن برخورد بی‌درنگ علاقه‌مند شد، mizan_test_en_fa and promptly developed a penchant for a cold water bath every morning, که هر روز صبح حمام آب سرد بگیرد، mizan_test_en_fa much to the amazement of Jim, and to the bewilderment of Mr. Higginbotham, who was not in sympathy with such high fangled notions, و با این کارش جیم را شدیدا متحیر و آقای هیگینبوثام را که با این‌جور خیالات خودنمایانه موافق نبود، mizan_test_en_fa and who seriously debated whether or not he should charge Martin extra for the water. و جدا درباره‌ی گرفتن یا نگرفتن اضافه مبلغ مصرف آب از مارتین بحث می‌کرد گیج کرد. mizan_test_en_fa Now that Martin was aroused in such matters, مارتین که با این گونه موضوعات آشنا می‌شد، mizan_test_en_fa he swiftly noted the difference between the baggy knees of the trousers worn by the working class, خیلی زود به تفاوت میان شلوارهای زانو کیسه‌ای کارگران و شلوارهای اتو خورده‌ی طبقات بالاتر از کارگران، mizan_test_en_fa and the straight line from knee to foot of those worn by the men above the working class. که خط صاف شلوارشان از زانو تا دم پا کشیده می‌شد پی برد. mizan_test_en_fa Whenever he encountered a chance shipmate, and there were many in San Francisco, هر گاه به طور تصادفی با یکی از کارگران کشتی روبه‌رو می‌شد که از این‌ها در سانفرانسیسکو زیاد بودند، mizan_test_en_fa he treated them and was treated in turn, as of old به مشروب‌خوری دعوتش می‌کرد و در عوض خودش هم مانند سال‌های پیش به مشروب‌خوری دعوت می‌شد، mizan_test_en_fa , but he ordered for himself root beer or ginger ale and good naturedly endured their chaffing. اما برای خودش آبجو شیرین و آبجو زنجبیلی سفارش می‌داد و چانه زدن‌های آن‌ها را با خوش‌رویی تحمل می‌کرد. mizan_test_en_fa They had their limitations to forget, and when they were drunk, آنها نقاط ضعف بسیاری برای فراموش کردن داشتند و وقتی مست می‌کردند، mizan_test_en_fa their dim, stupid spirits were even as gods, and each ruled in his heaven of intoxicated desire. روح‌های تاریک و خرفت‌شان حتی به صورت خدایانی در می‌آدند که هر یک بر بهشت آرزوهای مستانه فرمان‌روایی می‌کرد. mizan_test_en_fa He was drunken in new and more profound ways with Ruth, او با وسایل تازه و نافذتری مست می‌شد mizan_test_en_fa He saw her come down the aisle, او را دید که از کنار ردیف صندلی‌های پهلوی دیوار پایین می‌آمد، mizan_test_en_fa with Arthur and a strange young man with a football mop of hair and eyeglasses, the sight of whom spurred him to instant apprehension and jealousy. آرتور و جوان بیگانه‌ای که موهایش مانند جارو بود و عینکی هم بر چشم داشت او را همراهی می‌کردند. mizan_test_en_fa He saw her take her seat in the orchestra circle, دیدن این جوان بلافاصله مارتین را غمگین و حسادتش را برانگیخت دید، mizan_test_en_fa and little else than her did he see that night a pair of slender white shoulders , که روت در میان اعضای ارکستر تئاتر جا گرفت و آن شب جز او کمتر چیز دیگری نبود یک جفت شانه‌ی ظریف و سفید، mizan_test_en_fa and a mass of pale gold hair, dim with distance. و خرمنی از گیسوی زرتار که از دور تیره به نظر می‌رسید. mizan_test_en_fa But there were others who saw, and now and again, glancing at those about him, اما دیگرانی هم بودند که می‌دیدند و مارتین که بارها و بارها به اطرافیانش نگاه می‌کرد، mizan_test_en_fa he noted two young girls who looked back from the row in front, a dozen seats along, متوجه دو دختر جوان شد که در ردیف جلو با فاصله‌ی چند صندلی از او به عقب نگاه می‌کردند، mizan_test_en_fa and who smiled at him with bold eyes. و با چشم‌های بر آمده‌ای به او می‌خندیدند. mizan_test_en_fa He could not re thumb himself in a day, nor could he violate the intrinsic kindliness of his nature; نمی‌توانست یک راه را در روز دو بار برود طبیعت مهربان خودش را هم نمی‌توانست زیر پا بگذارد، mizan_test_en_fa so, at such moments, he smiled at the girls in warm human friendliness. به همین علت در چنین لحظاتی با گرمی دوستانه‌ای به خنده‌ی دخترها پاسخ می‌داد. mizan_test_en_fa Far down there in the orchestra circle was the one woman in all the world, آن پایین زیر صحنهی نمایش در میان اعضای ارکستر تنها زن جهان، mizan_test_en_fa so different, so terrifically different, from these two girls of his class, that he could feel for them only pity and sorrow. نشسته بود که با این دخترهای هم‌طبقه‌ی او بسیار تفاوت داشت از زمین تا آسمان و او دلش به حال این دو می‌سوخت. mizan_test_en_fa that there would be no overtures from these girls; این دخترها اشاره‌ای بهاو نمی‌کردند، mizan_test_en_fa and with each glance of theirs he felt the fingers of his own class clutching at him to hold him down. اما با هر نگاه آنان مارتین احساس می‌کرد که انگشت‌های طبقه‌ی خودش به پیکرش چسبیده‌اند و دارند او را پایین می‌کشند. mizan_test_en_fa He left his seat before the curtain went down on the last act, در آخرین پرده‌ی نمایش پیش از آنکه پرده‌ی صحنه پایین بیفتد، mizan_test_en_fa intent on seeing Her as she passed out. مارتین صندلی‌اش را ترک کرد تا روت را هنگام بیرون رفتن از زیر صحنه ببیند. mizan_test_en_fa There were always numbers of men who stood on the sidewalk outside, در پیاده‌رو بیرون تئاتر همیشه چند مرد می‌ایستادند، mizan_test_en_fa and he could pull his cap down over his eyes and screen himself behind some one's shoulder so that she should not see him. او هم می‌توانست کلاهش را تا بالای چشم‌هایش بکشد و یکی از آن‌ها را سپر خود کند تا روت متوجه حضورش نشود. mizan_test_en_fa The black eyed girl smiled gratification and greeting, دختر سیاه‌چشم خنده‌ای حاکی از خوش حالی و به نشانه‌ی احوال‌پرسی بر لب آورد، mizan_test_en_fa and showed signs of stopping, while her companion, arm linked in arm, giggled and likewise showed signs of halting. و خواست بایستد همراهش نیز که بازو در بازوی او انداخته بود مانند او خندید و خواست بایستد احساس بیگانگی نمی‌کرد. mizan_test_en_fa He was at home here, and he held his own royally in the badinage, قیافه‌ای باشکوه برای شوخی کردن به خود گرفت، mizan_test_en_fa bristling with slang and sharpness, that was always the preliminary to getting acquainted in these swift moving affairs. و با همین اصطلاحات عامیانه‌ی تندش که همیشه مقدمه‌ی آنایی در این گونه لحظات زود گذر بود آن‌ها را به هیجان آورد. mizan_test_en_fa And he measured her in a careless way, and knew, bold now, مارتین که رودربایستی را کنار گذاشته بود او را با بی‌قیدی ورانداز کرد، mizan_test_en_fa that she would begin to retreat, coyly and delicately, as he pursued, ever ready to reverse the game should he turn fainthearted. و متوجه شد که اگر همین طور پیش برود و ضعف نشان دهد دختر محجوبانه و با ظرافت عقب‌نشینی خواهد کرد. mizan_test_en_fa Good, as goodness might be measured in their particular class, خیلی خوب خوب به معنایی که خوبی دو طبقه‌ی خاص آن‌ها سنجیده می‌شود، mizan_test_en_fa hard working for meagre wages and scorning the sale of self for easier ways, آن‌هایی که سخت کار می‌کنند و دستمزدی بخور و نمیر می‌گیرند، mizan_test_en_fa nervously desirous for some small pinch of happiness in the desert of existence, برای راحت‌تر زندگی کردن تن به خودفروشی نمی‌دهند با حالتی عصبی در انتظار ذره‌ای خوشبختی در بیابان زندگی می‌نشینند، mizan_test_en_fa and facing a future that was a gamble between the ugliness of unending toil and the black pit of more terrible wretchedness, the way whereto being briefer though better paid. به آینده‌ای چشم دوخته‌اند که قماری است میان زشتی رنج بی‌پایان و سیاه‌چال تیره‌بختی بیشتر با آنکه دستمزد بهتری دارد و راهش کوتاه‌تر است. mizan_test_en_fa And while he exchanged the stupidities of stupid minds with them, در حالی که پرت و پلاهای اذهان نادان را با هم مبادله می‌کردند، mizan_test_en_fa before his inner sight towered the book shelves of the library, filled with the wisdom of the ages. قفسه‌های کتابخانه که پر از حکمت اعصار و سده‌ها بودند در برابر چشمانش ظاهر شدند. mizan_test_en_fa then she was gone and he was left staring at the two girls of the cannery, روت بر کالسکه نشست و رفت و مارتین در کنار دو دختر کارگر کنسروسازی، mizan_test_en_fa at their tawdry attempts at prettiness of dress, their tragic efforts to be clean and trim, با آن تلاش‌های بیهوده‌شان برای زیبا کردن لباس تلاش‌های غم‌انگیزشان برای پاکیزگی و ظرافت، mizan_test_en_fa the cheap cloth, the cheap ribbons, and the cheap rings on the fingers. با لباس‌های ارزان روبان‌های ارزان و حلقه‌های ارزانی که به انگشتان‌شان انداخته بودند تنها ماند. mizan_test_en_fa ;Well, I was whisperin' it'd be a good idea if you could dig up a gentleman friend for her; خوب. داشتم پیش خودم می‌گفتم چه خوب می‌شد اگه می‌تونستی اینجا یه دوست مرد برای … mizan_test_en_fa indicating her companion , ;and then, we could go off an' have ice cream soda somewhere, or coffee, or anything.; این با دست به دختر همراهش اشاره کرد دست و پا کنی تا با هم بریم یه جایی بستنی لیموناد یا قهوه یا به چیز دیگه بخوریم. mizan_test_en_fa Ranged side by side with the bold, defiant eyes of the girl before him, he saw Ruth's clear, luminous eyes, در کنار چشم‌های برجسته و جسورانه‌ی دختری که در برابرش ایستاده بود چشم‌های شفاف و روشن روت را دید، mizan_test_en_fa like a saint's, gazing at him out of unplumbed depths of purity. همانند چشم‌های مقدسان که از ژرفنای ناپیمودنی پاکیزگی به او می‌نگرند. mizan_test_en_fa under the tree where he kept his vigils he looked up at a window and murmured: در زیر درختی که پاس می‌داد سرش را بالا گرفت به پنجره نگاه کرد و زیر لب گفت: mizan_test_en_fa ;That date was with you, Ruth. قرار ملاقاتی که گفتم با تو بود روت. mizan_test_en_fa Time and again he nerved himself up to call, بارها به اعصابش فشار آورده بود که برود پیش روت، mizan_test_en_fa but under the doubts that assailed him his determination died away. اما موج تردیدهایی که بر او مسلط شده بودند او را از اجرای تصمیمش منصرف می‌کردند. mizan_test_en_fa He did not know the proper time to call, nor was there any one to tell him, دقیقا نمی‌دانست چه وقت باید به دیدار روت برود کسی هم نبود که این را به مارتین بگوید، mizan_test_en_fa and he was afraid of committing himself to an irretrievable blunder. و می‌ترسید که مبادا با این کارش مرتکب اشتباهی برگشت‌ناپذیر شود. mizan_test_en_fa Having shaken himself free from his old companions and old ways of life, او که تمام دوستان قدیمی و عادت‌های کهنه‌ی زندگی‌اش را ترک گفته بود، mizan_test_en_fa and having no new companions, nothing remained for him but to read, و دوستان تازه‌ای هم پیدا نکرده بود راهی جز کتاب خواندن نداشت و ساعت‌های طولانی که صرف کتاب خواندن می‌کرد، mizan_test_en_fa and the long hours he devoted to it would have ruined a dozen pairs of ordinary eyes. برای خراب کردن ده‌ها جفت چشم عادی کافی بود. mizan_test_en_fa It had never been jaded by study, این ذهن هرگز در اثر مطالعه خسته و فرسوده نشده بود، mizan_test_en_fa and it bit hold of the knowledge in the books with sharp teeth that would not let go. و دانشی را که در کتاب‌ها می‌دید چنان سخت با دندان‌های تیزش می‌گرفت و می‌کند که امکان فرار برای آن باقی نمی‌ماند. mizan_test_en_fa It seemed to him, by the end of the week, در پایان هفته چنین به نظر می‌رسید، mizan_test_en_fa that he had lived centuries, so far behind were the old life and outlook. که از صدها سال پیش زندگی می‌کرده است و فاصله‌ی زندگی و طرز فکر سابقش با او بسیار زیاد شده است. mizan_test_en_fa Passing through the City Hall Park, وقتی از پارک تالار شهر می‌گذشت، mizan_test_en_fa he had noticed a group of men, in the centre of which were half a dozen, with flushed faces and raised voices, earnestly carrying on a discussion. گروهی از مردان را دیده بود که در میان آن‌ها پنج شش نفر با چهره‌های بر افروخته و صداهای بلند درگیر بحثی تند با همدیگر شده‌اند. mizan_test_en_fa He heard hundreds of technical words that were new to him, صدها واژه‌ی فنی شنید که برایش تازگی داشتند، mizan_test_en_fa belonging to fields of thought that his meagre reading had never touched upon. و به عرصه‌هایی از اندیشه مربوط می‌شدند که او در جریان مطالعه‌ی اندکش به آن‌ها نزدیک نشده بود. mizan_test_en_fa Because of this he could not follow the arguments closely, به همین علت خوب از استدلال‌ها سر در نمی‌آورد، mizan_test_en_fa and he could only guess at and surmise the ideas wrapped up in such strange expressions. و فقط می‌توانست حدسی بزند و درباره‌ی عقایدی که در لفاف چنین بیان‌های عجیبی پیچیده شده‌اند ببندیشد. mizan_test_en_fa Then there was a black eyed restaurant waiter who was a theosophist, a union baker who was an agnostic, بعد یک گارسون سیاه‌چشم را دید که عارف بود یک نانوا را دید که لاادری بود، mizan_test_en_fa an old man who baffled all of them with the strange philosophy that _what is is right_, پیرمردی را دید که فلسفه‌ی عجیبی داشت و با گفتن هرآنچه هست درست هست همه را مأیوس می‌کرد، mizan_test_en_fa and another old man who discoursed interminably about the cosmos and the father atom and the mother atom. پیرمرد دیگری را دید که بی‌وقفه درباره‌ی کائنات اتم پدر و اتم مادر بحث می‌کرد. mizan_test_en_fa Martin Eden's head was in a state of addlement when he went away after several hours, مارتین ایدن وقتی این گروه را پس از چند ساعت ترک می‌کرد در خود احساس خلأ کرد، mizan_test_en_fa and he hurried to the library to look up the definitions of a dozen unusual words. و شتابان به کتابخانه رفت تا معنی ده‌ها واژه‌ی غیرعادی را در واژه‌نامه بیابد. mizan_test_en_fa It was not that his brain was weak or incapable; نه این که مغزش ضعیف و ناتوان باشد، mizan_test_en_fa it could think these thoughts were it not for lack of training in thinking and lack of the thought tools with which to think. اگر مسأله فقدان تربیت برای درست اندیشی و کمبود ابزارهای اندیشه در میان نمی‌بود می‌توانست درباره‌ی این موضوعات بیندیشد. mizan_test_en_fa He guessed this, and for a while entertained the idea , متوجه این مشکل شد و تا مدتی خود را با این فکر مشغول کرد، mizan_test_en_fa of reading nothing but the dictionary until he had mastered every word in it. که بهتر است چیزی جز واژه‌نامه نخواند تا آنکه تمام واژه‌های آن را یاد بگیرد. mizan_test_en_fa Poetry, however, was his solace, and he read much of it, اما شعر به او آرامش می‌داد و به همین علت خیلی شعر می‌خواند، mizan_test_en_fa finding his greatest joy in the simpler poets, who were more understandable. از اشعار شاعران ساده‌نویس بیشتر لذت می‌برد زیرا حرف آن‌ها را بهتر می‌فهمید. mizan_test_en_fa Poetry, like music, stirred him profoundly, and, though he did not know it, شعر همچون موسیقی او را از درون تکان می‌داد و با آنکه شعر را خوب نمی‌شناخت، mizan_test_en_fa he was preparing his mind for the heavier work that was to come. مغزش را برای کار سنگین‌تری که در راه بود آماده می‌کرد. mizan_test_en_fa The pages of his mind were blank, and, without effort, much he read and liked, stanza by stanza, was impressed upon those pages, صفحات ذهنش همچون لوح سفید بودند و بدون زحمت زیاد تمام اشعاری که می‌خواند و دوست می‌داشت بندبند در آن صفحات نقش می‌بستند، mizan_test_en_fa so that he was soon able to extract great joy from chanting aloud or under his breath the music and the beauty of the printed words he had read. به طوری که بلافاصله می‌توانست با بلندخوانی با زمزمه‌ی زیر لبی موسیقی و زیبایی کلماتی که خوانده بود لذتی بیکران ببرد. mizan_test_en_fa The man at the desk in the library had seen Martin there so often that he had become quite cordial, مردی که پشت میز مراجعان کتابخانه نشسته بود مارتین را آن‌قدر دیده بود که خیلی از او خوشش می‌آمد، mizan_test_en_fa always greeting him with a smile and a nod when he entered. و هرگاه وارد کتابخانه می‌شد با خنده‌ای بر لب و تکان دادن سر به مارتین سلام می‌داد. mizan_test_en_fa was Ruth's reply over the telephone to his stammered request as to when he could return the borrowed books, هنگامی که به روت تلفن کرد و با زبانی لکنت‌دار پرسید چه وقت ممکن است برای پس دادن کتاب‌هایی که از او گرفته است به خانه‌اش برود از روت شنید mizan_test_en_fa ;Come down any time; I'll be at home all afternoon,; هر ساعت که تونستی بیا تمام ساعات بعد از ظهر در خانه خواهم بود. mizan_test_en_fa She felt the urge again of the desire to lean toward him for warmth, روت این بار نیز احساس کرد که می‌خواهد برای گرمی گرفتن از مارتین به او تکیه دهد، mizan_test_en_fa and marvelled again at the effect his presence produced upon her. و دوباره از تأثیری که حضور مارتین در او داشت متحیر شد. mizan_test_en_fa She made it easy for him; وجود روت این کار را آسان‌تر کرد، mizan_test_en_fa and the gracious spirit with which she did it made him love her more madly than ever. و روح لطیفی که او در این کار دخالت داده بود باعث شد که مارتین دیوانه‌وارتر از پیش عاشقش شود. mizan_test_en_fa He made a call upon her pity and tenderness that no one had ever made before, مارتین چنان حس دلسوزی و رقت او را برانگیخته بود که پیش از این کسی تا بدین حد تحت تأثیرش قرار نداده بود، mizan_test_en_fa and the pity was not so much derogatory of him as maternal in her. و دلسوزی او بیش از آنچه از شأن مارتین بکاهد جنبه‌ای مادرانه داشت. mizan_test_en_fa Her pity could not be of the common sort, دلسوزی او نمی‌توانست از نوع معمولی باشد، mizan_test_en_fa when the man who drew it was so much man as to shock her with maidenly fears and set her mind , زیرا مردی که آن را برانگیخته بود چنان مردی بود که روت را گرفتار ترس‌های دخترانه کرد و ذهن، mizan_test_en_fa and pulse thrilling with strange thoughts and feelings. و نبضش را با اندیشه‌ها و احساس‌های عجیبی به لرزه درآورد. mizan_test_en_fa He marvelled at the wonder of it and the truth; درباره‌ی شگفتی این مصرع و رابطه‌اش با حقیقت سخت می‌اندیشید، mizan_test_en_fa and as he gazed upon her he knew that he could die gladly upon a kiss. و همچنان که به روت خیره شده بود متوجه شد که می‌تواند شادمانه در راه یک بوسه بمیرد. mizan_test_en_fa They were lips of pure spirit, این لب‌ها به روحی پاک تعلق، mizan_test_en_fa and his desire for them seemed absolutely different from the desire that had led him to other women's lips. و عطش مارتین برای رسیدن به آن‌ها با عطشی که او را به سوی لب‌های زنان دیگر کشانده بود فرق می‌کرد. mizan_test_en_fa He could kiss her lips, او می‌توانست لب‌های روت را ببوسد، mizan_test_en_fa rest his own physical lips upon them, لب‌های جسمانی خودش را بر روی آن‌ها بگذارد، mizan_test_en_fa but it would be with the lofty and awful fervor with which one would kiss the robe of God. اما این کار را با اشتیاق متعال و احترام‌آمیزی که آدمی هنگام بوسیدن ردای مسیح در خود احساس می‌کند انجام خواهم داد. mizan_test_en_fa He was not conscious of this transvaluation of values that had taken place in him, او از این جابه‌جایی ارزش‌ها در وجود خود خبر نداشت، mizan_test_en_fa and was unaware that the light that shone in his eyes when he looked at her was quite the same light that shines in all men's eyes when the desire of love is upon them. و نمی‌دانست برقی که هنگام نگاه به روت از چشم‌هایش بر می‌جهد درست همان برقی است که وقتی نیروی طلب عشق بر مردان مسلط باشد از چشم‌هایشان می‌تراود. mizan_test_en_fa She was subtly perturbed by it, and more than once, though she knew not why, روت بفهمی نفهمی آشفته شد آن‌هم نه یک بار و با آنکه علتش را نمی‌دانست، mizan_test_en_fa it disrupted her train of thought with its delicious intrusion and compelled her to grope for the remainder of ideas partly uttered. این عامل رشته‌ی افکارش را با یورش لطیفش از هم گسست و او را واداشت تا سرنخ عقایدی را که بیان کرده بود کورمال کورمال پیدا کند. mizan_test_en_fa Speech was always easy with her, and these interruptions would have puzzled her had she not decided that it was because he was a remarkable type. سخنرانی کردن برای روت کاری ساده گسستگی رشته‌ی کلام گیجش می‌کرد روت شدیدا در برابر تأثیرات محیط حساس بود، mizan_test_en_fa She was very sensitive to impressions, and it was not strange, after all, that this aura of a traveller from another world should so affect her. و بر روی هم چندان مایه‌ی تعجب نمی‌شد که این هاله‌ی سالک آن جهانی توانسته باشد چنین تأثیری در او بگذارد. mizan_test_en_fa I've worked pretty hard ever since I was a kid, از همون بچگی خیلی سفت و سخت کار می‌کردم، mizan_test_en_fa an' since I've ben to the library, lookin' with new eyes at books an' lookin' at new books, و از روزی که به کتابخونه رفتم و با چش دیگه‌ای به کتابای تازه‌م نیگا کردم mizan_test_en_fa too I've just about concluded that I ain't ben reading the right kind. تازه فهمیدم که کتاب‌های نامربوطو ور داشتم خوندم. mizan_test_en_fa Not that I'm any better than the sailors an' cow punchers I travelled with, I was cow punchin' for a short time, you know, بازم خیال نکنین که می‌خوام بگم من از ملوانا و گاوچرونایی که باشون سفر می‌کردم بهترم راستش یه مدتی هم گاوچرونی می‌کردم mizan_test_en_fa but I always liked books, read everything I could lay hands on, an' اما همیشه عاشق کتاب بودم هر کتابی که گیرم می‌اومد می‌خوندم و … mizan_test_en_fa I'd heard about such things an' read about such things in some of the books, راجع به این جور چیزها شنیده بودم و درباره‌شون توی بعضی کتابام خونده بودم، mizan_test_en_fa an' when I looked around at your house, why, the books come true. اما وقتی تو خونه‌تون چش گردوندم اول کتابا چشمو گرفتن، mizan_test_en_fa But the thing I'm after is I liked it. اما چیزی که دنبالشم اونیه که دوستش دارم. mizan_test_en_fa Here was a man who could do anything, در برابرش مردی نشسته بود که هر کاری از دستش برمی‌آمد، mizan_test_en_fa was the message she read there, and it accorded ill with the weakness of his spoken thought. این را از صحبت او فهمیده بود اما این گفته با ضعفی که در سخنانش احساس می‌شد جور در نمی‌آمد. mizan_test_en_fa ;Well ; She puckered her brows and pursed up her mouth as she thought, روت ابروهایش را درهم کشید و همچنان که می‌اندیشید لب‌هایش را غنچه کرد، mizan_test_en_fa while he looked on and decided that her expression was most adorable. و در همان حال مارتین به او می‌نگریست و به این نتیجه رسیده بود که بیان روت ستایش انگیزترین بیان است. mizan_test_en_fa ;And you say 'ben' for 'been,'; she continued; ;'come' for 'came'; روت ادامه داد و به جاب بوده می‌گویی بود به جای آمدم می‌گویی می‌آیم. mizan_test_en_fa and the way you chop your endings is something dreadful.; و این‌طوری که آخر کلمات را می‌اندازی یا درست تلفظ نمی‌کنی خوشایند نیست. mizan_test_en_fa ;Why, you said just now, to me, 'whiskey and beer anything that will make you drunk' make me drunk, don't you see?; گمون نمی‌کنم گمان کن همین الان به من گفتی ویسکی و آبجو هر چیزی که شما را مست کند می‌دونی چه گفتی؟ گفتی مرا مست کند! mizan_test_en_fa When she returned with the grammar, وقتی روت با کتاب دستور زبان بازگشت، mizan_test_en_fa she drew a chair near his he wondered if he should have helped her with the chair and sat down beside him. صندلی را نزدیک مارتین گذاشت مارتین نمی‌دانست که در این کار می‌بایست به روت کمک می‌کرد یا نه و پهلویش نشست. mizan_test_en_fa He could hardly follow her outlining of the work he must do, مارتین به‌سختی متوجه رئوس مطالبی می‌شد که روت درباره‌ی کارهایی که او می‌بایست انجام می‌داد می‌گفت، mizan_test_en_fa so amazed was he by her delightful propinquity. و از نزدیکی شادی‌آور او به خودش سخت حیرت‌زده شده بود. mizan_test_en_fa It seemed to him that he had intruded upon the holy of holies, چنین به نظرش می‌آمد که آسایش مقدس‌ترین مقدسان را برهم زده است، mizan_test_en_fa and slowly and carefully he moved his head aside from the contact which thrilled him like an electric shock and of which she had not been aware. سرش را به‌آرامی و با احتیاط از نقطه‌ی تماسی که او را مانند یک شوک الکتریکی به لرزه درآورده بود و روت اصلا متوجهش نبود کنار کشید. mizan_test_en_fa The girls of the Lotus Club wondered what had become of him , دختران باشگاه لوتوس نمی‌دانستند چه بر سر مارتین آمده است. mizan_test_en_fa and worried Jim with questions, و با پرسش‌هاشان جیم را به ستوه آورده بودند، mizan_test_en_fa and some of the fellows who put on the glove at Riley's were glad that Martin came no more. و چند تا از جوان‌هایی که در باشگاه رایلی دستکش به دست می‌ایستادند وقتی فهمیدند که مارتین دیگر به‌آنجا نمی‌آید خوشحال شدند. mizan_test_en_fa As the grammar had shown him the tie ribs of language, همان‌طور که کتاب دستور زبان استخوان‌بندی شعر را به او نشان داده بود. mizan_test_en_fa so that book showed him the tie ribs of poetry, این کتاب نیز استخوان‌بندی شعر را به او نشان داد. mizan_test_en_fa and he began to learn metre and construction and form, beneath the beauty he loved finding the why and wherefore of that beauty. و به کمکش توانست وزن و ساختمان و شکلی را که در ورای زیبایی نهفته است بشناسد و از چند و چون آن زیبایی سر در آورد. mizan_test_en_fa Another modern book he found treated poetry as a representative art, کتاب جدید دیگری پیدا کرد که شعر را به عنوان یک هنر نمایشی بررسی کرده بود mizan_test_en_fa treated it exhaustively, with copious illustrations from the best in literature. و با تصاویر بسیاری از بهترین آثار ادبی عرضه کرده بود با اشتیاقی که این کتاب‌ها را می‌خواند. mizan_test_en_fa And his fresh mind, untaxed for twenty years and impelled by maturity of desire, ذهن دست نخورده‌ی مارتین که بیست سال به کسی مالیات نداده بود و با نیروی اشتیاق به حرکت در آمده بود. mizan_test_en_fa gripped hold of what he read with a virility unusual to the student mind. هر آنچه را می‌خواند با چنان نیرویی جذب می‌کرد که در میان دانشجویان هم سابقه نداشت. mizan_test_en_fa When he looked back now from his vantage ground, the old world he had known, وقتی از قله‌ی امروز، به دنیای کهنه و شناخته شده خود mizan_test_en_fa the world of land and sea and ships, of sailor men and harpy women, seemed a very small world; دنیای خشکی و دریا و کشتی دنیای مردان ملوان و زنان درنده‌خو می‌نگریست آن را دنیایی بسیار کوچک می‌دید. mizan_test_en_fa and yet it blended in with this new world and expanded. اما همین دنیا با دنیای جدیدش در آمیخت و آن را گسترده‌تر کرد. mizan_test_en_fa This led him to believe more firmly than ever that up above him, از اینجا راسخ‌تر از هر زمانی چنین نتیجه گرفت که در آن بالای اجتماع، mizan_test_en_fa in society like Ruth and her family, all men and women thought these thoughts and lived them. افرادی چون روت و خانواده‌اش این افکار را دارند و با همین‌ها زندگی می‌کنند. mizan_test_en_fa Down below where he lived was the ignoble, در پایین جامعه که او زندگی می‌کرد، mizan_test_en_fa and he wanted to purge himself of the ignoble that had soiled all his days, فرومایگان بودند و مارتین می‌خواست خودش را از آن‌همه فرومایگی که تمام زندگی‌اش را آلوده بود، mizan_test_en_fa and to rise to that sublimated realm where dwelt the upper classes. بپالاید و به عرصه متعالی که جایگاه طبقات بالا بود دست یابد. mizan_test_en_fa All his childhood and youth had been troubled by a vague unrest; سراسر دوران کودکی و جوانی‌اش دستخوش نوعی بی‌قراری گنگ بود. mizan_test_en_fa he had never known what he wanted, هرگز نفهمیده بود که چه می‌خواهد. mizan_test_en_fa but he had wanted something that he had hunted vainly for until he met Ruth. اما چیزی خواسته بود و بیهوده به دنبالش رفته بود تا آنکه به روت برخورده بود. mizan_test_en_fa He had seen too much of life, and his mind was too matured, مارتین دنیادیده بود و ذهنی بالغ داشت و نمی‌توانست، mizan_test_en_fa to be wholly content with fractions, cube root, parsing, and analysis; خودش را تماما به یاد گرفتن کسرها جذر تجزیه و ترکیب راضی کند. mizan_test_en_fa and there were times when their conversation turned on other themes صحبت‌شان بارها به موضوعات دیگر کشید mizan_test_en_fa the last poetry he had read, the latest poet she had studied. آخرین شعرهایی که مارتین خوانده بود و آخرین شاعری که روت کتابش را مطالعه کرده بود. mizan_test_en_fa Never, in all the women he had heard speak, had he heard a voice like hers. مارتین از تمام زنانی که با او صحبت کرده بودند هرگز صدایی به این رسایی نشینده بود. mizan_test_en_fa The least sound of it was a stimulus to his love, کوچک‌ترین حرکت این صدا محرکی برای عشق مارتین بود. mizan_test_en_fa and he thrilled and throbbed with every word she uttered. و او با هر کلمه‌ای که روت می‌گفت می‌لرزید و می‌تپید. mizan_test_en_fa As he listened to her, مارتین همچنان که به صدای روت گوش می‌داد. mizan_test_en_fa there rang in the ears of his memory the harsh cries of barbarian women and of hags, فریادهای ناهنجار زنان بربر و جادوگر، mizan_test_en_fa and, in lesser degrees of harshness, the strident voices of working women and of the girls of his own class. و تا اندازه‌ای کم‌تر از آن صدای خشن کارگران و دختران هم‌طبقه‌ی خودش در گوش خاطره‌هایشان می‌پیچید. mizan_test_en_fa Then the chemistry of vision would begin to work, آنگاه فعل و انفعال شیمیایی منظره‌بینی آغاز شد، mizan_test_en_fa and they would troop in review across his mind, each, by contrast, multiplying Ruth's glories. و همه‌ی آن‌ها همچون سربازان از برابرش رژه رفتند و هر کدام در مقایسه بر دامنه‌ی امتیازات روت افزودند. mizan_test_en_fa Then, too, his bliss was heightened by the knowledge that her mind was comprehending what she read and was quivering with appreciation of the beauty of the written thought. در همان لحظه وقتی متوجه شد هرآنچه روت می‌خواند ذهنش می‌تواند درک کند از شادی بال و پر گرفت و از درک زیبایی اندیشه‌ی مکتوب بر خود لرزید. mizan_test_en_fa She read to him much from ;The Princess,; روت بیشتر بخش‌های منظومه‌ی داستانی شاهزاده خانم اثر آلفرد تنیسن شاعر انگلیسی را برای مارتین می‌خواند، mizan_test_en_fa and often he saw her eyes swimming with tears, so finely was her aesthetic nature strung. و او بارها دیده بود که قطره‌های اشک چشم‌های روت را در خود غرق کرده‌اند زیرا طبیعت هنر دوستانه‌اش بسیار ظریف بود و زود واکنش نشان می‌داد. mizan_test_en_fa and, as he gazed at her and listened, he seemed gazing on the face of life and reading its deepest secrets. در حالی که به روت خیره شده بود و به شده بود و به شعرخوانی او گوش می‌داد چنان بود که گویی به چهره‌ی زندگی خیره شده است و ژرف‌ترین اسرارش را مطالعه می‌کند. mizan_test_en_fa he decided that this was love and that love was the greatest thing in the world. می‌گفت این عشق است و عشق بزرگ‌ترین پدیده‌ی عالم است، mizan_test_en_fa And in review would pass along the corridors of memory all previous thrills and burnings he had known, و وقتی دوباره آنچه را دیده بود مرور می‌کرد تمام لرزها و سوزهای پیشین mizan_test_en_fa the drunkenness of wine, the caresses of women, the rough play and give and take of physical contests, مستی از شراب نوازش‌های زنان شوخی خشن و بزن بزن‌های قلدرانه mizan_test_en_fa and they seemed trivial and mean compared with this sublime ardor he now enjoyed. از دالان‌های حافظه‌اش می‌گذشتند و در مقایسه با گرمی متعالی که در آن لحظه او را فرا گرفته بود ناچیز و پست می‌نمودند. mizan_test_en_fa she little knew that this rough sailor was creeping into her heart, و او کمتر می‌دانست که این ملوان زمخت آرام آرام به درون قلبش می‌خزد، mizan_test_en_fa and storing there pent forces that would some day burst forth and surge through her in waves of fire. و نیروهایی را در آن ذخیره می‌کند که روزی منفجر خواهند شد و به صورت امواج آتش وجودش را در کام خود خواهند سوخت. mizan_test_en_fa Her knowledge of love was purely theoretical, اطلاعاتش درباره‌ی عشق تماما نظری بود، mizan_test_en_fa and she conceived of it as lambent flame, gentle as the fall of dew or the ripple of quiet water, و آن را همچون شعله‌ای ملایم به نرمی فرو نشستن شبنم بر برگ‌های گل یا چین و شکن آب‌های آرام، mizan_test_en_fa and cool as the velvet dark of summer nights. یا سرد به‌سان شب‌های سیاه و مخمل گونه‌ی تابستان می‌پنداشت. mizan_test_en_fa Her idea of love was more that of placid affection, تصور او از عشق بیشتر به تصوری می‌مانست که از محبتی متین داشت، mizan_test_en_fa serving the loved one softly in an atmosphere, flower scented and dim lighted, of ethereal calm. محبتی که در فضایی آمیخته با بوی گل روشنایی خفیف و آرامشی آسمانی تقدیم معشوق می‌شود. mizan_test_en_fa The conjugal affection of her father and mother constituted her ideal of love affinity, محبت زناشویی پدر و مادرش کمال مطلوب او از وصلت عاشقانه بود، mizan_test_en_fa and she looked forward some day to emerging, without shock or friction, into that same quiet sweetness of existence with a loved one. و آرزو می‌کرد که‌ای کاش روزی بی‌هیچ فراز و نشیبی در آغوش همان شیرینی آرام زندگی با معشوقش قرار بگیرد. mizan_test_en_fa So it was that she looked upon Martin Eden as a novelty, a strange individual, بدین‌سان بود که به مارتین ایدن به عنوان شخصی تازه و فردی عجیب نگاه می‌کرد، mizan_test_en_fa and she identified with novelty and strangeness the effects he produced upon her. و تأثیراتی را که او بر وجودش می‌گذاشت دارای صفت تازگی و غرابت می‌دانست. mizan_test_en_fa In similar ways she had experienced unusual feelings when she looked at wild animals in the menagerie, به طرقی مشابه این وقتی به جانوران وحشی در پشت میله‌های قفس نگاه می‌کرد و، mizan_test_en_fa or when she witnessed a storm of wind, یا وقتی شاهد توفانی تند بود، mizan_test_en_fa or shuddered at the bright ribbed lightning. یا وقتی به محض دیدن خطوط برق رعد به خود لرزیده بود احساس‌های غیرعادی را تجربه کرده بود. mizan_test_en_fa It was an unconscious impulse, این انگیزه ناآگاهانه بود، mizan_test_en_fa and farthest from her thoughts that her desire was to re thumb the clay of him into a likeness of her father's image, و در دورترین نقطه‌ی افکار روت قرار داشت به‌طوری که نمی‌توانست در آرزوی از نو سرشتن گل مارتین و تبدیلش به عکسی همانند عکس پدرش باشد، mizan_test_en_fa which image she believed to be the finest in the world. چون گمان می‌کرد تصویر پدرش ظریف‌ترین تصویر جهان است. mizan_test_en_fa Nor was there any way, out of her inexperience, همچنین روت به تجربه‌ی خودش نیز نمی‌توانست تکیه کند، mizan_test_en_fa for her to know that the cosmic feel she caught of him was that most cosmic of things, و دریابد این احساس آسمانی که از مارتین به او می‌رسد آسمانی‌ترین پدیده‌ها یعنی عشق است. mizan_test_en_fa love, which with equal power drew men and women together across the world, عشقی که مردان و زنان را در سراسر جهان با نیروی مساوی به یکدیگر جذب می‌کند، mizan_test_en_fa compelled stags to kill each other in the rutting season, and drove even the elements irresistibly to unite. گوزن‌های نر را بر آن می‌دارد که هنگام فحولت همدیگر را بکشند و حتی عناصر را به طرز مقاومت‌ناپذیری به سویی هم می‌کشاند. mizan_test_en_fa She read Browning aloud to him, روت کتاب براونینگ را با صدای بلند برای مارتین خواند، mizan_test_en_fa and was often puzzled by the strange interpretations he gave to mooted passages. و غالبا از تفسیرهای عجیبی که او از عبارات مورد بحث به عمل می‌آورد سرش گیج می‌رفت. mizan_test_en_fa It was beyond her to realize that, out of his experience of men and women and life, در حیطه‌ی ادراک روت نمی‌گنجید که بسیاری از تفسیرهای مارتین با تکیه بر تجربه‌ای که او در برخورد با مردان و زنان در زندگی به دست آورده بود، mizan_test_en_fa his interpretations were far more frequently correct than hers. به‌مراتب درست‌تر از تفسیرهای خودش باشند. mizan_test_en_fa His conceptions seemed naive to her, تصورات مارتین به نظرش خام می‌رسیدند، mizan_test_en_fa though she was often fired by his daring flights of comprehension, اما گاهی پرواز جسورانه‌ی ادراکش او را به هیجان می‌آورد، mizan_test_en_fa whose orbit path was so wide among the stars that she could not follow , زیرا مدار پهناورش چنان به میان ستارگان ره می‌گشود که روت نمی‌توانست ردشان را پی گیرد، mizan_test_en_fa and could only sit and thrill to the impact of unguessed power. و تنها کارش که از دستش بر می‌آمد این بود که بنشیند و زیر تأثیر نیروی حدس‌ناپذیر او بر خود بلرزد. mizan_test_en_fa His nature opened to music as a flower to the sun, طبیعتش همچنان که گل در برابر آفتاب باز می‌شود، mizan_test_en_fa and the transition was quick from his working class rag time and jingles to her classical display pieces that she knew nearly by heart. در برابر موسیقی باز شد و انتقال از موسیقی اندوه‌بار و جرینگ و جرونگ‌های کارگری به قطعات کلاسیک نمایشی که روت همه را تقریبا حفظ بود با شتاب صورت گرفت. mizan_test_en_fa from the exalted state this elevated him to, از این حالت متعالی که به مارتین دست داده بود، mizan_test_en_fa he swept onward and upward into that vast shadow realm of spirit groping, where good and evil war eternally. پیشتر و بالاتر رفت تا به عرصه‌ی پهناور و سایه گرفته‌ی گروه‌بندی روح‌ها که در آن خیر و شر تا ابد با یک‌دیگر می‌جنگند رسید. mizan_test_en_fa It was too wholly her, and he sat always amazed at the divine melody of her pure soprano voice. این آواز از آغاز تا پایان از آن خود روت بود و مارتین همواره با حالتی حیرت‌زده می‌نشست و به ملودی آسمانی صدای سوپرانوی یک‌دست روت گوش می‌داد. mizan_test_en_fa And he could not help but contrast it with the weak pipings and shrill quaverings of factory girls, ناگریز می‌شد این صدا را با صدای نای‌مانند و تحریرهای تیز دختران کارگر، mizan_test_en_fa ill nourished and untrained, and with the raucous shriekings from gin cracked throats of the women of the seaport towns. که تغذیه‌ی درست و حسابی نداشتند و تحصیل هم نکرده بودند و با جیغ‌های ناهنجاری که از حنجره‌های عرق‌زده‌ی زن‌های ساکن شهرهای بندری خارج می‌شد مقایسه کند. mizan_test_en_fa In truth, it was the first time she had ever had a human soul to play with, در حقیقت این نخستین بار بود که روت در برابر روح زنده‌ی یک انسان هنرنمایی می‌کرد، mizan_test_en_fa and the plastic clay of him was a delight to mould; در قالب تازه ریختن خمیر شکل‌پذیر مارتین هم بسیار شادی‌آور بود، mizan_test_en_fa for she thought she was moulding it, and her intentions were good. چون روت می‌پنداشت که دست‌اندر کار قالب‌گیری این روح است و نیات خوبی هم داشت. mizan_test_en_fa That first repulsion had been really a fear of her undiscovered self, and the fear had gone to sleep. اول‌بار هم که او را از خود دور کرد به علت ترسی بود که از نامکشوف بودن روت برای خودش داشت و آن ترس دیگر در وجودش به‌خواب رفته بود. mizan_test_en_fa She was studying hard at the university, روت شدیدا گرفتار تحصیل در دانشگاه بود، mizan_test_en_fa and it seemed to strengthen her to emerge from the dusty books , و وقتی از میان کتاب‌های غبار گرفته بیرون می‌آمد، mizan_test_en_fa and have the fresh sea breeze of his personality blow upon her. و نسیم دریایی و تازه‌ی شخصیت مارتین بر وجودش می‌وزید احساس می‌کرد قدرت بیشتری گرفته است. mizan_test_en_fa ;There is Mr. Butler,; she said one afternoon, when grammar and arithmetic and poetry had been put aside. یک‌روز بعد از ظهر وقتی کتاب‌های دستور زبان و حساب و شعر را کنار گذاشته بودند روت به مارتین گفت می‌خواهم از آقای باتلر برایت حرف بزنم. mizan_test_en_fa He made it a point to save so much every week, پیش خودش قرار گذاشته بود هر هفته مبلغی معینی پس‌انداز کند، mizan_test_en_fa no matter what he had to do without in order to save it. و هیچ برایش مهم نبود که برای پس‌انداز کردن آن مبلغ از چه چیزهایی می‌بایست دست می‌شست. mizan_test_en_fa He wanted a career, not a livelihood, می‌خواست راهی را در زندگی پیش بگیرد و به فکر امرار معاش تنها نبود، mizan_test_en_fa and he was content to make immediate sacrifices for his ultimate again. و حاضر بود برای رسیدن به هدف نهایی‌اش از سودهای آنی بگذرد. mizan_test_en_fa ;The food he ate must have been worse than what a sailor gets on the worst feedin' deep water ships, غذایی که می‌خورده حتما خیلی بدتر از غذایی بوده که ملوانا توی کشتی‌های بدجیره‌ی دریاهای گود می‌خورن، mizan_test_en_fa than which there ain't much that can be possibly worse.; چون بدتر از این غذا دیگه هیچ جا پیدا نمی‌شه. mizan_test_en_fa ;An' I bet,; Martin dashed on, ;that he's solemn an' serious as an old owl, مارتین جسورانه‌تر از پیش گفت حتم دارم که مث یه جغد پیر موقر و جدی است، mizan_test_en_fa an' doesn't care a rap for a good time, for all his thirty thousand a year. و با این سی هزار دلار درآمد سالانه‌ای که داره یک سنت هم صرف خوش گذرونی نمی‌کنه. mizan_test_en_fa His sympathetic imagination was flashing upon his inner sight all the thousands of details of the boy's existence , نیروی تخیل دلسوزانه‌ی مارتین تمام جزییات بی‌شمار زندگی آن جوان، mizan_test_en_fa and of his narrow spiritual development into a thirty thousand dollar a year man. و رشد معنوی محدودش تا تبدیل شدن به مردی با سی هزار دلار درآمد سالانه را برای بینش درونی خودش روشن می‌کرد. mizan_test_en_fa Why, thirty thousand, lump sum, wouldn't buy for him right now what ten cents he was layin' up would have bought him, مثلا همین حالا اون چیزی رو که تو عالم بچگی می‌تونس با ده سنت که پس‌انداز می‌کرد بخره مثل آب نبات، mizan_test_en_fa when he was a kid, in the way of candy an' peanuts or a seat in nigger heaven.; و نخودچی یا چرخ‌فلک سواری نمی‌تونه با سی هزار دلار یه جا بده و به دست بیاره. mizan_test_en_fa It was true, his bizarre judgments troubled her in the moments they were uttered, درست است که قضاوت‌های عجیب و غریب مارتین هنگام ادا شدن از دهانش او را به دردسر می‌انداختند mizan_test_en_fa but she ascribed them to his novelty of type and strangeness of living, and they were soon forgotten. اما روت این‌ها را به نایابی شخصیت و غرابت زندگی او نسبت می‌داد تازه خیلی زود از یادش می‌رفتند. mizan_test_en_fa Nevertheless, while she disapproved of them, the strength of their utterance, با این‌حال او ضمن آنکه این قضاوت‌ها را تأیید نمی‌کرد، mizan_test_en_fa and the flashing of eyes and earnestness of face that accompanied them, اما قدرت بیان و برق چشم و جدیت چهره مارتین به هنگام صحبت همیشه روت را می‌لرزاند و به سوی او می‌کشاند. mizan_test_en_fa she dreamed of helping him to see as she saw, او در این اندیشه بود که به مارتین کمک کند تا دنیا را همچون او ببیند، mizan_test_en_fa of widening his horizon until it was identified with hers. افق دیدش را بگستراند تا جایی که با افق دید خودش یکی شود. mizan_test_en_fa He studied book keeping and type writing, دفترداری و ماشین نویسی را یاد گرفت، mizan_test_en_fa and he paid for lessons in shorthand by dictating at night to a court reporter who needed practice. و هزینه‌ی درس‌های تندنویسی را شب‌ها با دیکته کردن برخی متن‌ها برای یک مخبر قضایی که نیاز به تمرین داشت در می‌آورد. mizan_test_en_fa He refused the United States Senate several times, بارها برگزیده شدن به مقام سناتوری در سنای آمریکا را رد کرده، mizan_test_en_fa and father says he could become a justice of the Supreme Court any time a vacancy occurs, if he wants to. و پدرم می‌گوید هر وقت جای یکی از قضات دادگاه عالی خالی شود بلافاصله او را به این مقام منصوب می‌کنند البته اگر خودش بخواهد. mizan_test_en_fa Thirty thousand a year was all right, سی هزار دلار در سال بد نبود، mizan_test_en_fa but dyspepsia and inability to be humanly happy robbed such princely income of all its value. اما سوء هاضمه و ناتوانی برای لذت بردن از شادی همچون انسان‌های دیگر یک نین درآمد شاهانه را از ارزش می‌انداخت. mizan_test_en_fa Much of this he strove to express to Ruth, مارتین کوشید بسیاری از مطالب را برای روت توضیح دهد، mizan_test_en_fa and shocked her and made it clear that more remodelling was necessary. و با توضیحش او را متحیر کرد و برای روت قطعی شد که قالب‌گیری دوباره‌ی شخصیت مارتین ضرورت حتمی دارد. mizan_test_en_fa Hers was that common insularity of mind that makes human creatures believe that their color, creed, او به تک اندیشی عوامانه‌ای گرفتار بود که بعضی از آدم‌ها را وا می‌دارد گمان کنند رنگ اعتقادات، mizan_test_en_fa and politics are best and right and that other human creatures scattered over the world are less fortunately placed than they. و سیاست خودشان بهترین و درست‌ترین است و آدم‌های دیگری که در سراسر جهان پراکنده‌اند مقامی فرور از ایشان دارند. mizan_test_en_fa It was the same insularity of mind that made the ancient Jew thank God he was not born a woman, همین تک‌اندیشی است که یهودی روزگار باستان را واداشت تا سپاس گذارد که زن به دنیا نیامده است، mizan_test_en_fa and sent the modern missionary god substituting to the ends of the earth; و مبلغ مذهبی امروز را به عنوان نماینده‌ی خداوند به اکناف عالم فرستاد. mizan_test_en_fa Not alone had those eight months earned him enough money to stay on land for many weeks, در این هشت ماه نه تنها پول کافی برای چند هفته زندگی در خشکی آورده بود، mizan_test_en_fa but they had enabled him to do a great deal of studying and reading. بلکه می‌توانست کلی از وقتش را صرف مطالعه و کتابخوانی کند. mizan_test_en_fa He noticed the bad grammar used by his shipmates, مارتین متوجه شد که وضع دستوری گفتارهای همکارانش بد است، mizan_test_en_fa and made a point of mentally correcting and reconstructing their crudities of speech. و به خودش گفت که در ذهنش باید ناپختگی‌ها و خطاهای گفتاری آن‌ها را اصلاح و بازسازی کند. mizan_test_en_fa A double negative jarred him like a discord, هر کس که کلمات منفی در منفی به کاار می‌برد او را مانند کسی که می‌خواهد دعوا کند به صدا در می‌آورد، mizan_test_en_fa and often, from lack of practice, it was from his own lips that the jar came. و غالبا در اثر کمبود تمرین خودش هم مرتکب چنین خطایی می‌شد. mizan_test_en_fa After he had been through the grammar repeatedly, پس از آنکه کتاب دستور زبان را بارها دوره کرد، mizan_test_en_fa he took up the dictionary and added twenty words a day to his vocabulary. آموختن واژه از روی واژه‌نامه را آغاز کرد و روزی بیست واژه بر ذخیره‌ی واژگانش افزود. mizan_test_en_fa He found that this was no light task, متوجه شد که این کار بسیار دشوار است، mizan_test_en_fa and at wheel or lookout he steadily went over and over his lengthening list of pronunciations and definitions, و چه هنگام سکانداری چه در حال نگهبانی پشت سر هم فهرست طولانی شونده‌ی تلفظ‌ها و معنی‌ها را مرور می‌کرد، mizan_test_en_fa while he invariably memorized himself to sleep. و همیشه تا لحظه‌ی خواب لغت حفظ می‌کرد. mizan_test_en_fa ;And; and ;ing,; with the ;d; and ;g; pronounced emphatically, he went over thousands of times; می‌کوشید کلمه‌ی باشد را با حرف د و حرف آخر کلمات دیگر را طوری تلفظ کند که خوب به گوش برسند این کار را هزاران بار تکرار کرد، mizan_test_en_fa and to his surprise he noticed that he was beginning to speak cleaner and more correct English than the officers themselves and the gentleman adventurers in the cabin who had financed the expedition. و با شگفتی دریافت که کم‌کم زبانش پاکیزه‌تر و درست‌تر از زبان ناخدایان و آقایان ماجراجویی شده است که هزینه‌ی آن سفرش را تأمین کرده بودند. mizan_test_en_fa The captain was a fishy eyed Norwegian who somehow had fallen into possession of a complete Shakespeare, ناخدای کشتی نروژی ماهی چشمی بود که به طریقی دوره‌ی کامل آثار شکسپیر را به دست آورده بود، mizan_test_en_fa which he never read, and Martin had washed his clothes for him , اما هرگز نخوانده بود و مارتین هم لباس‌های او را شسته بود، mizan_test_en_fa and in return been permitted access to the precious volumes. و در عوض اجازه یافته بود به‌این آثار گران‌بها دسترسی پیدا کند. mizan_test_en_fa For a time, so steeped was he in the plays and in the many favorite passages that impressed themselves almost without effort on his brain, مارتین تا مدتی چنان غرق نمایشنامه‌ها و بسیاری از قطعات جالب آن‌ها شده بود که تقریبا بی‌هیچ زحمتی در ذهنش نقش بستند و به نظرش چنین می‌آمد، mizan_test_en_fa that all the world seemed to shape itself into forms of Elizabethan tragedy or comedy and his very thoughts were in blank verse. که تمامی جهان با شکل‌های تراژدی یا کمدی دوره‌ی الیزابت در برابرش جلوه می‌کند و اندیشه‌های خودش نیز به صورت اشعار بی‌قافیه در آمده‌اند. mizan_test_en_fa He felt a sharp gradation between himself and his shipmates, تفاوت شدیدی میان خودش و همکارانش می‌دید، mizan_test_en_fa and was wise enough to realize that the difference lay in potentiality rather than achievement. و عقلش به آن اندازه بود که بفهمد این تفاوت در توانایی آتی است نه در آنچه بالفعل داشت. mizan_test_en_fa The creative spirit in him flamed up at the thought , با این اندیشه روح خلاقیت در وجودش زبانه کشید، mizan_test_en_fa and urged that he recreate this beauty for a wider audience than Ruth. و او را بر آن داشت که این زیبایی را برای مخاطبانی بیش از روت بازآفرینی کند. mizan_test_en_fa The men of literature were the world's giants, مردان ادب غول‌های جهان بوده‌اند، mizan_test_en_fa and he conceived them to be far finer than the Mr. Butlers who earned thirty thousand a year , و او اینان را به‌مراتب شریف‌تر از امثال آقای باتلر می‌دانست که سالانه سی هزار دلار درآمد داشتند، mizan_test_en_fa and could be Supreme Court justices if they wanted to. و در صورت تمایل می‌توانستند قاضی دادگاه عالی شوند. mizan_test_en_fa There was much that was dim and nebulous in that world, در آن دنیا خیلی چیزهای تاریک و ابر گونه وجود داشت، mizan_test_en_fa but he saw it as a whole and not in detail, and he saw, also, the way to master it. اما مارتین آن را به صورت یک کل می‌دید نه جزء به جزء و راه مسلط شدن بر آن را نیز می‌دید. mizan_test_en_fa Of course, he cautioned himself, it would be slow succeeding at first, به خود هشدار داد که البته پیشرفتش در آغاز کار کند خواهد بود، mizan_test_en_fa and for a time he would be content to earn enough money by his writing to enable him to go on studying. و تا مدتی برایش همین بس است که از راه نویسندگی به‌آن اندازه پول در آورد که برای ادامه‌ی مطالعاتش لازم خواهد داشت. mizan_test_en_fa He did not know how long an article he should write, نمی‌دانست مقاله‌اش باید چند صفحه باشد، mizan_test_en_fa but he counted the words in a double page article in the Sunday supplement of the San Francisco Examiner, and guided himself by that. اما کلمات یک مقاله‌ی دو صفحه‌ای را در ضمیمه‌ی یکشنبه‌ی روزنامه‌ی سانفرانسیسکو اگزمینر شمرد و آن را الگوی خود قرار داد. mizan_test_en_fa he promptly set to work writing the article over, ناچار دوباره دست به کار شد و مقاله را از نو نوشت، mizan_test_en_fa referring continually to the pages of the rhetoric, و پشت سر هم به کتاب درست نویسی مراجعه می‌کرد، mizan_test_en_fa and learning more in a day about composition than the average schoolboy in a year. و در یک روز بر روی هم بیش از آنچه یک دانش‌آموز در یک سال درباره‌ی انشاء می‌آموزد چیز آموخت. mizan_test_en_fa he read in a newspaper an item on hints to beginners, در یک روزنامه به نکاتی برخورد که مبتدیان باید رعایت کنند، mizan_test_en_fa and discovered the iron law that manuscripts should never be rolled, و با این اصل تخطی‌ناپذیر آشنا شد که می‌گوید دستنوشت را هرگز لوله نکنید، mizan_test_en_fa and that they should be written on one side of the paper. و همیشه در یک روی کاغذ بنویسید. mizan_test_en_fa A man was a fool to go to sea when he could write, به این نتیجه رسید که وقتی آدم می‌تواند نویسندگی کند باید خر باشد، mizan_test_en_fa he concluded, though the money in itself meant nothing to him. که راه دریا پیش بگیرد هر چند پول فی‌نفسه در نظر او ارزشی نداشت. mizan_test_en_fa Its value was in the liberty it would get him, ارزش پول در آن آزادی‌ای که برایش فراهم می‌کرد، mizan_test_en_fa the presentable garments it would buy him, all of which would bring him nearer, و لباس‌های شیکی که می‌خرید نهفته بود و این‌همه او را شتابان، mizan_test_en_fa swiftly nearer, to the slender, pale girl who had turned his life back upon itself and given him inspiration. به دختر ظریف و رنگ پریده‌ای که زندگی‌اش را زیر و رو کرده بود و به او الهام بخشیده بود نزدیک‌تر می‌کرد. mizan_test_en_fa He had an idea that anything accepted by a paper was published immediately, او گمان می‌کرد هر مطلبی را که روزنامه بپذیرد بلافاصله چاپ می‌شود، mizan_test_en_fa and as he had sent the manuscript in on Friday he expected it to come out on the following Sunday. و چون دستنوشست مقاله‌اش را روز جمعه فرستاده بود انتظار داشت روز یکشنبه‌ی بعد چاپ شود. mizan_test_en_fa He had been on a whaling voyage in the Arctic, once زمانی برای شکار نهنگ در قطب شما با کشتی به آنجا رفته بود mizan_test_en_fa a voyage that was to have been for three years and which had terminated in shipwreck at the end of six months. سفری که قرار بود سه سال به درازا انجامد اما در پایان ماه ششم به علت کشتی شکستگی نیمه کاره ماند. mizan_test_en_fa While his imagination was fanciful, even fantastic at times, با آنکه نیروی تخلیلش بسیار دورپرواز و گاه شگفت‌انگیز بود، mizan_test_en_fa he had a basic love of reality that compelled him to write about the things he knew. چنان عشقی به وافعیت داشت که او را مجبور می‌کرد درباره‌ی چیزهایی که می‌داند و می‌شناسد بنویسد. mizan_test_en_fa He had completed on that day the first instalment of three thousand words همان روز نخستین بخش داستان را که سه هزار کلمه می‌شد کاملا نوشت mizan_test_en_fa much to the amusement of Jim, and to the open derision of Mr. Higginbotham, که خیلی موجب سرگرمی جیم و انگیزه‌ای برای مسخره‌بازی‌های آقای هیگینبوثام شد، mizan_test_en_fa who sneered throughout meal time at the ;litery; person they had discovered in the family. چون در تمام مدت ناهار این ادیب زاده‌ای را که در خانواده‌شان کشف کرده بودند به ریشخند گرفتند. mizan_test_en_fa Martin contented himself by picturing his brother in law's surprise on Sunday morning, مارتین پیش خود مجسم می‌کرد که دامادش روز یکشنبه، mizan_test_en_fa when he opened his Examiner and saw the article on the treasure hunters. روزنامه‌ی سانفرانسیسکو اگزمینر را باز کرده است و به مقاله‌اش درباره‌ی جویندگان گنج نگاه می‌کند و همین مایه‌ی خشنودی او می‌شد. mizan_test_en_fa Besides, there had not been any news value in his article, گذشته از این هیچ‌گونه ارزش خبری در مقاله‌اش وجود نداشت، mizan_test_en_fa and most likely the editor would write to him about it first. و به احتمال بسیار زیاد سردبیر روزنامه در اولین فرصت نامه‌ای درباره‌ی آن مقاله برایش خواهد نوشت. mizan_test_en_fa The words flowed from his pen, واژه‌ها از قلمش جاری می‌شدند. mizan_test_en_fa though he broke off from the writing frequently to look up definitions in the dictionary or to refer to the rhetoric. هرچند بارها دست از نوشتن بر می‌داشت تا معنای برخی واژه‌ها را در واژه‌نامه بیابد یا به کتاب درست نویسی مراجعه کند. mizan_test_en_fa He often read or re read a chapter at a time, during such pauses; گاهی یک فصل کامل کتاب را یک یا دوبار می‌خواند. mizan_test_en_fa and he consoled himself that while he was not writing the great things he felt to be in him, و به خودش دلداری می‌داد که گرچه آن چیزهای بزرگی را که در درونش احساس می‌کند به روی کاغذ نمی‌آورد. mizan_test_en_fa he was learning composition, at any rate, and training himself to shape up and express his thoughts. اما هر طوری شده انشاء یاد می‌گیرد و طرز شکل دادن و بیان کردن اندیشه‌هایش را نیز تمرین می‌کند. mizan_test_en_fa He toiled on till dark, تا غروب که هوا تاریک شد قلم می‌زد. mizan_test_en_fa when he went out to the reading room and explored magazines and weeklies until the place closed at ten o'clock. پس از آن رفت بیرون تا مجله‌ها و هفته نامه‌ها را در کتابخانه ورق بزند که آنجا هم ساعت ۱۰ شب تعطیل شد. mizan_test_en_fa Each day he did three thousand words, هر روز سه هزار کلمه می‌نوشت، mizan_test_en_fa and each evening he puzzled his way through the magazines, و هر روز غروب راه به هزار توی مجلات می‌برد، mizan_test_en_fa taking note of the stories, articles, and poems that editors saw fit to publish. و از داستان‌ها مقاله‌ها و شعرهایی که سردبیران برای چاپ مناسب تشخیص داده بودند یادداشت‌برداری می‌کرد. mizan_test_en_fa He was cheered to read in Book News, in a paragraph on the payment of magazine writers, وقتی در مجله‌ی اخبار کتاب در پاراگرافی که به دستمزد نویسندگان مجله‌ها مربوط می‌شد خواند، mizan_test_en_fa not that Rudyard Kipling received a dollar per word, که رودیارد کیپلینگ نه تنها برای هر کلمه‌ای که می‌نوشت یک دلار نمی‌گرفت. mizan_test_en_fa but that the minimum rate paid by first class magazines was two cents a word. بلکه حداقل نرخ مجلات درجه یک دو سنت برای هر کلمه است. mizan_test_en_fa The Youth's Companion was certainly first class, حتم داشت که مجله‌ی جوانان جزو مجله‌های درجه یک بود، mizan_test_en_fa and at that rate the three thousand words he had written that day would bring him sixty dollars two months' wages on the sea! و با آن نرخ سه هزار کلمه‌ای که آن روز نوشته بود ۶۰ دلار دستمزد داشت که مزد دو ماه جان کندن در دریا بود! mizan_test_en_fa He planned to buy some more clothes, تصمیم گرفت چند تکه لباس نو بخرد. mizan_test_en_fa to subscribe to many magazines, چند نشریه را مشترک شود، mizan_test_en_fa and to buy dozens of reference books that at present he was compelled to go to the library to consult. و ده‌ها کتاب مرجع بخرد تا برای مراجعه به آن‌ها مجبور نشود به کتابخانه برود. mizan_test_en_fa He mailed the bulky manuscript to The Youth's Companion, دستنوشت حجیمش را برای مجله‌ی جوانان پست کرد، mizan_test_en_fa and on Saturday afternoon, after having planned an article on pearl diving, he went to see Ruth. و بعد از ظهر روز شنبه پس از آنکه طرح مقاله‌ای درباره‌ی صید مروارد را ریخت به دیدار روت رفت. mizan_test_en_fa It seemed to enter into her body and course through her veins in a liquid glow, احساس می‌کرد که این نسیم وارد بدنش می‌شود و همچون آتشی سیال در رگ‌هایش جریان می‌یابد، mizan_test_en_fa and to set her quivering with its imparted strength. و با قدرت انتقال یافته‌اش او را به لرزه در می‌آورد. mizan_test_en_fa He flushed warmly as he took her hand and looked into her blue eyes, مارتین به محض آنکه دست روت را گرفت و به چشم آسمانی رنگش نگاه کرد از گرما برافروخت. mizan_test_en_fa but the fresh bronze of eight months of sun hid the flush, though it did not protect the neck from the gnawing chafe of the stiff collar. اما رنگ سوخته پوستش پس از هشت ماه زیر آفتاب بودن سرخی چهره‌اش را پوشاند اما جای ساییدگی یقه آهاری همچنان دیده می‌شد. mizan_test_en_fa In addition, his cloth cap had been replaced by a soft hat, گذشته از این کلاه پارچه‌یی‌اش را به یک کلاه نرم تبدیل کرده بود، mizan_test_en_fa which she commanded him to put on and then complimented him on his appearance. که روت از او خواست بر سرش بگذارد و بعد هم تعارفاتش را به مناسبت برگشتن مارتین اعلام کرد. mizan_test_en_fa On the other hand, along with his ease of expression, he displayed a lightness and facetiousness of thought that delighted her. نوعی تردید ناخوشایند در بیانش احساس می‌شد از طرف دیگر در کنار روانی بیان نوعی سبکی و بذله‌گویی وارد زبانش شده بود که روت را به وجد می‌آورد. mizan_test_en_fa It was his old spirit of humor and badinage that had made him a favorite in his own class, آنچه مارتین را در طبقه خودش به آدمی دوست داشتنی تبدیل کرده بود، mizan_test_en_fa but which he had hitherto been unable to use in her presence through lack of words and training. روحیه‌ی بذله‌گویی و شوخش بود که در حضور روت به دلیل نداشتن کلمات و تمرین کافی تا آن لحظه نتوانسته بود آن را بنمایاند. mizan_test_en_fa But he was very tentative, fastidiously so, اما خیلی آزمایشگر بود آن هم آزمایشگری سخت گیر mizan_test_en_fa letting Ruth set the pace of sprightliness and fancy, keeping up with her, و گذاشت روت بالاترین درجه‌ی سر زندگی و نشاطش را نشان دهد تا او به پایش بیاید، mizan_test_en_fa but never daring to go beyond her. اما هرگز جرات جلو رفتن از او را به خود نداد. mizan_test_en_fa Now writers are so much better paid than blacksmiths that there must be ever so many more men who would like to write, who try to write.; اما دستمزد نویسنده‌ها به قدری از دستمزد آهنگرها بیشتر است که حتما تعداد آدم‌هایی که می‌خواهند دست اندر کار نویسندگی شوند … و می‌کوشند نویسندگی کنند بیشتر از آهنگرها. mizan_test_en_fa ; he queried, secretly exulting at the language he had used, his swift imagination, مارتین در حالی که پنهانی از طرز بیان روت به‌وجد آمده بود پرسید، mizan_test_en_fa ;But then, may not I be peculiarly constituted to write? اما در این صورت ممکن نیست که بگیم من مخصوصا برای نویسندگی ساخته نشده‌ام؟ mizan_test_en_fa throwing the whole scene and atmosphere upon a vast screen along with a thousand other scenes from his life و در همان حال نیروی تخیل تیزپروازش تمامی این صحنه و فضا را روی پرده‌ی پهناوری در کنار هزاران صحنه‌ی دیگر از زندگی‌اش mizan_test_en_fa scenes that were rough and raw, gross and bestial. که خشن و خام زمخت و حیوانی بودند در یک آن مجسم کرد. mizan_test_en_fa The whole composite vision was achieved with the speed of light, منظره‌ای در هم آمیخته به سرعت نور تشکیل شد، mizan_test_en_fa producing no pause in the conversation, nor interrupting his calm train of thought. و هیچ مکثی در گفتگوی آن دو ایجاد نکرد و رشته‌ی آرام افکار مارتین را از هم نگسست. mizan_test_en_fa He saw these other scenes through drifting vapors , او این صحنه‌های دیگر را از پشت ابرهای متحرک، mizan_test_en_fa and swirls of sullen fog dissolving before shafts of red and garish light. و گرداب‌هایی از مه تیرهگون که در برابر ستون‌هایی از نور سرخ و پر تلألؤ ناپدید می‌شدند می‌دید. mizan_test_en_fa He saw cowboys at the bar, drinking fierce whiskey, گاوچران‌ها را در میخانه دید که ویسکی تندی سر می‌کشیدند. mizan_test_en_fa the air filled with obscenity and ribald language, هوا پر از زشتی و بددهنی بود. mizan_test_en_fa and he saw himself with them drinking and cursing with the wildest, خود را در کنارشان دید که همراه وحشی‌ترین آن‌ها می‌نوشد و ناسزا می‌گوید، mizan_test_en_fa or sitting at table with them, under smoking kerosene lamps, یا در زیر نور چراغ‌های نفتی دود گرفته با آن‌ها پشت یک میز نشسته است. mizan_test_en_fa while the chips clicked and clattered and the cards were dealt around. در همان حال سیب‌زمینی سرخ کرده توی دهان‌شان با صدای قرچ و قورچ خرد می‌شد و ورق‌ها به دست بازی کن‌ها سپرده می‌شدند. mizan_test_en_fa He saw himself, stripped to the waist, خودش را دید که تا زیر ناف لخت شده، mizan_test_en_fa with naked fists, fighting his great fight with Liverpool Red in the forecastle of the Susquehanna; و با مشت‌های برهنه پیکار بزرگش با سرخ‌پوش لیورپول را در اتاق ملوانان کشتی ساسکوئهانا دنبال می‌کند، mizan_test_en_fa and he saw the bloody deck of the John Rogers, that gray morning of attempted mutiny, و عرشه‌ی خونین کشتی جان راجرز را در صبح تیره گون شورش بی‌فرجام دید. mizan_test_en_fa the mate kicking in death throes on the main hatch, the revolver in the old man's hand spitting fire and smoke, کمک ملوان که در چنگال مرگ افتاده بود با لگد به دریچه‌ی انبار کشتی می‌کوبید هفت‌تیر در دست پیرمرد دود و آتش بیرون می‌داد. mizan_test_en_fa the men with passion wrenched faces, of brutes screaming vile blasphemies and falling about him کارگرها با صورت‌های خشمگین به‌سان جانوران به همه‌ی مقدسات توهین می‌کردند و دورادورش نقش زمین می‌شدند mizan_test_en_fa and then he returned to the central scene, آنگاه به صحنه مرکزی بازگشت که در زیر نوری یکنواخت. mizan_test_en_fa calm and clean in the steadfast light, where Ruth sat and talked with him amid books and paintings; and he saw the grand piano upon which she would later play to him; آرام و تمیز بود آرام و تمیز بود و در آن روت نشسته بود و در میان کتاب‌ها و تابلوهای نقاشی با او برایش نواخت، mizan_test_en_fa and he heard the echoes of his own selected and correct words, و طنین صدای کلمات برگزیده و درست خودش را شنید، mizan_test_en_fa ;But then, may I not be peculiarly constituted to write?; اما در این صورت ممکن نیست که بگیم من مخصوصا برای نویسندگی ساخته نشده‌ام؟ mizan_test_en_fa ;But no matter how peculiarly constituted a man may be for blacksmithing,; she was laughing, روت با خنده‌ای بر لب می‌گفت اما هیچ اهمیتی ندارد که فلانی تاچه حدی مخصوصا برای آهنگری ساخته شده باشد. mizan_test_en_fa ;I never heard of one becoming a blacksmith without first serving his apprenticeship.; اما من تا به حال نشنیده‌ام که کسی بدون گذراندن یک دوره شاگردی آهنگر شده باشد. mizan_test_en_fa ;And don't forget that I feel in me this capacity to write و این هم یادتون باشه که من توی خودم احساس می‌کنم که می‌تونم بنویسم mizan_test_en_fa I can't explain it; I just know that it is in me.; نمی‌تونم توضیحش بدم اما می‌دونم که این احساس در درونم هست. mizan_test_en_fa ; She looked at him, prettily puzzled, روت به مارتین نگاه کرد پاک گیج شده بود. mizan_test_en_fa for she did not quite like the persistence with which he clung to his notion. چون آن طوری که مارتین پافشاری می‌کرد و سخت به فکر خودش چسبیده بود زیاد او را شاد نمی‌کرد. mizan_test_en_fa He was clay in her hands immediately, مارتین بلافاصله به گل رسی خمیرمانند در دست‌های روت تبدیل شد، mizan_test_en_fa as passionately desirous of being moulded by her as she was desirous of shaping him into the image of her ideal of man. و با شور و علاقه‌ی تمام می‌طلبید که روت او را قالب‌گیری کند چون روت نیز مشتاق بود که او را به صورت مرد کمال مطلوب خویش قالب‌گیری کند. mizan_test_en_fa And when she pointed out the opportuneness of the time, و وقتی روت گفت الان فرصت مناسبی است، mizan_test_en_fa that the entrance examinations to high school began on the following Monday, و دوشنبه‌ی آینده امتحانات ورودی دبیرستان‌ها برگزار می‌شود. mizan_test_en_fa he promptly volunteered that he would take them. مارتین بی‌درنگ آمادگی‌اش را برای شرکت در این امتحانات اعلام کرد. mizan_test_en_fa Then she played and sang to him, آنگاه روت برایش پیانو نواخت، mizan_test_en_fa while he gazed with hungry yearning at her, و او که با عطشی سیری‌ناپذیر به روت می‌نگریست، mizan_test_en_fa drinking in her loveliness and marvelling that there should not be a hundred suitors listening there and longing for her as he listened and longed. و در دلربایی او غرق شد و تعجب می‌کرد چرا صد خواستگار دم در نایستاده‌اند و همچون او که گوش می‌دهد و می‌طلبد او را نمی‌طلبند. mizan_test_en_fa In his avoidance of slang and his search after right words, مارتین که می‌کوشید از به کار بردن کلمات و اصطلاحات عامیانه خودداری کند و واژه‌های درست را به کار گیرد. mizan_test_en_fa Martin was compelled to talk slowly, مجبور بود آرام حرف بزند، mizan_test_en_fa which enabled him to find the best thoughts that were in him. و همین به او امکان داد تا به بهترین افکار نهفته در وجودش دسترسی پیدا کند. mizan_test_en_fa He was more at ease than that first night at dinner, nearly a year before, در مقایسه با نخستین شبی که نزدیک به یک سال پیش از این شام را مهمان روت بود. mizan_test_en_fa and his shyness and modesty even commended him to Mrs. Morse, who was pleased at his manifest improvement. احساس راحتی بیشتری می‌کرد شرم و تواضعش توجه خانم مورس را هم جلب کرد و او از دیدن پیشرفت چشمگیر مارتین بسیار خوشحال شد. mizan_test_en_fa ;I mean that she is not to die an old maid if I can help it,; was the answer. خانم مورس در پاسخ گفت منظورم این است که اگر کاری در جهت کمک به او از دستم برآید ترجیح می‌دهم نگذارم پیر دختر از دنیا برود. mizan_test_en_fa ;A very good thing,; he commented. آقای مورس توضیح داد کار خیلی بزرگی، mizan_test_en_fa ;But suppose, and we must suppose, sometimes, my dear, اما فرض کن گاهی مجبوریم فرض کنیم عزیزم mizan_test_en_fa suppose he arouses her interest too particularly in him?; فرض کن مارتین علاقه‌ی روت را شدیدا به خودش بیدار کند؟ mizan_test_en_fa They were going out for a ride into the hills Sunday morning on their wheels, این دو برادر تصمیم داشتند صبح روز یکشنبه با دوچرخه به کوه‌های اطراف بروند. mizan_test_en_fa which did not interest Martin until he learned that Ruth, too, rode a wheel and was going along. این برنامه زیاد توجه مارتین را جلب نکرد تا آنکه فهمید روت هم دوچرخه دارد و می‌خواهد به گردش برود. mizan_test_en_fa He did not ride, nor own a wheel, مارتین دوچرخه سواری نمی‌کرد و دوچرخه هم نداشت. mizan_test_en_fa but if Ruth rode, it was up to him to begin, was his decision; اما اکنون که روت می‌خواست به دوچرخه سواری برود او نیز تصمیم گرفت دوچرخه سواری را آغاز کند. mizan_test_en_fa and when he said good night, he stopped in at a cyclery on his way home and spent forty dollars for a wheel. و وقتی شب به‌خیرگفت و از خانه بیرون آمد سر راهش به یک مغازه‌ی دوچرخه فروشی رفت و چهل دلار داد و یک دوچرخه خرید. mizan_test_en_fa It was more than a month's hard earned wages, این پول دستمزد بیش از یک ماه جان کندنش بود. mizan_test_en_fa and it reduced his stock of money amazingly; و با خرج شدن آن ذخیره‌ی پولش به طرز چشمگیری کاهش یافت. mizan_test_en_fa but when he added the hundred dollars he was to receive from the Examiner to the four hundred and twenty dollars that was the least The Youth's Companion could pay him, اما وقتی صد دلاری را که قرار بود از روزنامه‌ی اگزمینر بگیرد به چهار صد چهار صد و بیست دلاری که حداقل مبلغ دریافتی‌اش از مجله‌ی از مجله‌ی جوانان بود افزود. mizan_test_en_fa he felt that he had reduced the perplexity the unwonted amount of money had caused him. احساس کرد که تا اندازه‌ای از دشواری حاصل از این ولخرجی بی‌سابقه کاسته شده است. mizan_test_en_fa Then he carried the wheel up the narrow stairway that clung like a fire escape to the rear wall of the building, آنگاه دوچرخه را از پلکان باریکی که همچون پله‌های اضطراری به دیوار عقب ساختمان چسبیده بود بالا برد، mizan_test_en_fa and when he had moved his bed out from the wall, و وقتی تختخوابش را که به دیوار می‌چسبید باز کرد. mizan_test_en_fa Sunday he had intended to devote to studying for the high school examination, تصمیم گرفته بود که روز یکشنبه را صرف مطالعه برای امتحانات ورودی دبیرستان کند، mizan_test_en_fa but the pearl diving article lured him away, اما مقاله‌ی صید مروارید دایما وسوسه‌اش می‌کرد، mizan_test_en_fa and he spent the day in the white hot fever of re creating the beauty and romance that burned in him. به طوری که تمام روز را در تب سوزان بازآفرینی زیبایی و حالت عاشقانه‌اش سپری کرد که همچون آتش از درون زبانه می‌کشید، mizan_test_en_fa The fact that the Examiner of that morning had failed to publish his treasure hunting article did not dash his spirits. وقتی فهمید روزنامه‌ی اگزمینر مقاله‌ی گنج یابان او را در شماره آن روز چاپ نکرده است روحیه‌اش ضعیف نشد. mizan_test_en_fa on Monday morning, and took the car down to Oakland to the high school. صبح روز دوشنبه آه کشان به مقاله ناتمام صید مروارید نگاه کرد آنگاه به خیابان رفت و اتوبوسی را که به او کلند می‌رفت سوار شد و راه دبیرستان را پیش گرفت، mizan_test_en_fa And when, days later, he applied for the results of his examinations, he learned that he had failed in everything save grammar. چند روز بعد وقتی برای گرفتن نتیجه امتحانش رفته بود به او گفتند به جز درس دستور زبان بقیه درس دستور زبان بقیه درس‌ها را قبول نشده است. mizan_test_en_fa ;Your grammar is excellent,; Professor Hilton informed him, staring at him through heavy spectacles; پروفسور هیلتن درحالی که از پشت عینک سنگینش به مارتین نگاه می‌کرد گفت دستور زبان‌تان عالی است. mizan_test_en_fa ;but you know nothing, positively nothing, in the other branches, and your United States history is abominable اما در رشته‌های دیگر چیزی نمی‌دانید بی‌خبری شما از تاریخ ایالات متحد آمریکا زشت است. mizan_test_en_fa ;Yes, sir,; Martin said humbly, wishing somehow that the man at the desk in the library was in Professor Hilton's place just then. مارتین در حالی که آرزو می‌کرد ای کاش طوری می‌شد و آن مردی که مردی که پشت میز مراجعات کتابخانه کار می‌کرد در این لحظه‌ی خاص به جای پروفسور هیلتن با او صحبت می‌کرد، گفت بله آقا. mizan_test_en_fa It would be a loss of time ; این چیزی جز اتلاف وقت نیست. mizan_test_en_fa he thought of her and his desire to have her ;and I can't afford the time. به فکر روت و در اشتیاق به دست آوردن او بود من هم که این وقت ندارم. mizan_test_en_fa I haven't the time to spare, in fact.; در واقع وقتی برای صرف کردن در این راه‌ها ندارم. mizan_test_en_fa It's all in the chart room, هرچه هست در همان اتاق است. mizan_test_en_fa and they know their way about in it, و آن‌ها راه‌شان را در آن اتاق می‌شناسند، mizan_test_en_fa and it's their business to show the place to strangers who might else get lost. و کارشان این است که راه را به غریبه‌ها نشان دهند و گرنه ممکن است در آن گم شوند. mizan_test_en_fa as he caught a vision of a world without end of sunlit spaces and که منظره‌ی جهان پی‌یایانی از فضاهای آفتاب گرفته، mizan_test_en_fa Dogs asleep in the sun often whined and barked, سگ‌هایی که در زیر نور آفتاب به خواب می‌روند غالبا زوزه می‌کشند و عو عو می‌کنند، mizan_test_en_fa but they were unable to tell what they saw that made them whine and bark. اما نمی‌توانند بگویند چه چیزی در خواب دیده‌اند که آن‌ها را به زوزه و عوعو وا می‌دارد. mizan_test_en_fa He would stand up, with open eyes, باید برخیزد چشم‌هایش را بگشاید مبارزه کند. mizan_test_en_fa and he would struggle and toil and learn, زحمت بکشد و بیاموزد، mizan_test_en_fa until with eyes unblinded and tongue untied, he could share with her his visioned wealth. تا جایی که با چشم‌هایی بینا و زبانی شیوا بتواند گنجینه‌ی چشم‌اندازهایش را با روت در میان بگذارد. mizan_test_en_fa Other men had discovered the trick of expression, of making words obedient servitors, مردان دیگر رمز بیان و تبدیل کلمات به خدمتکاران فرمانبردار، mizan_test_en_fa and of making combinations of words mean more than the sum of their separate meanings. و در آمیختن کلمات با همدیگر برای رساندن معنایی بیش از معانی جداگانه‌ی تک‌تک آن‌ها را آموخته بودند. mizan_test_en_fa He was stirred profoundly by the passing glimpse at the secret, از این که توانسته بود روزنه‌ای ناپایدار به سوی این مرز بگشاید، mizan_test_en_fa and he was again caught up in the vision of sunlit spaces and starry voids, عمیقا تکان خورد و دوباره منظره‌ی فضاهای آفتاب گرفته و پهنه‌های ستاره باران در نظرش زنده شد … mizan_test_en_fa He was appalled by the vastness of the beauty that rightfully belonged in it, او از بی کرانگی زیبایی این کار به هراس افتاد. mizan_test_en_fa and again his mind flashed and dared, ذهنش دوباره برقی زد و جسارتی گرفت، mizan_test_en_fa and he demanded of himself why he could not chant that beauty in noble verse as the great poets did. و از خود پرسید چرا نمی‌تواند این زیبایی را به‌سان شاعران بزرگ با اشعار زیبا توصیف کند. mizan_test_en_fa It was the first time she had heard an oath from the lips of a man she knew, نخستین بار از دهان مردی که می‌شناخت سوگند خوردن را شنید، mizan_test_en_fa and she was shocked,not merely as a matter of principle and training , و یکه خورد نه به دلیل تربیت یا اعتقادش، mizan_test_en_fa but shocked in spirit by this rough blast of life in the garden of her sheltered maidenhood. بلکه روحا در اثر نسیم تند زندگی که در باغ دخترانگی محفوظش به وزش درآمده بود یکه خورد. mizan_test_en_fa The placid poise of twenty four years without a single love affair did not fit her with a keen perception of her own feelings, بیست و چهار سال زندگی آرام بی‌آنکه حتی یک گرفتاری عاشقانه برایش پیش آمده باشد با شناخت هوشمندانه‌ای که از که از احساسات خود داشت. mizan_test_en_fa and she who had never warmed to actual love was unaware that she was warming now. هیچ برازنده‌اش نبود و او هرگز گرمی عشق واقعی را احساس نکرده بود نمی‌دانست که اکنون کم‌کم این گرما به درونش راه می‌یابد. mizan_test_en_fa Rhyme and metre and structure were serious enough in themselves, وزن و قافیه و ساختمان شعر به خودی خود جزو مسایل مهم بودند، mizan_test_en_fa but there was, over and beyond them, اما سوای این‌ها چیزی ناملموس و فرار وجود داشت. mizan_test_en_fa an intangible and evasive something that he caught in all great poetry, آنچه او احساس می‌کرد و در پی‌اش می‌رفت روح آشفته و گریزان خود شعر بود. mizan_test_en_fa but which he could not catch and imprison in his own. اما نمی‌توانست آن را تسخیر کند. mizan_test_en_fa It was the elusive spirit of poetry itself that he sensed and sought after but could not capture. آن‌ها را در هم می‌یافت و عبارت‌هایی می‌ساخت که با تنهایی ماندگار در مغزش طنینافکن می‌شدند، mizan_test_en_fa and weaving them into phrases that echoed in his brain with haunting notes or drifted across his vision in misty wafture of unseen beauty. یا در عرصه‌ی درون‌بینی او با حرکت موج گونه‌ی زیبایی نامریی به این سو و آن سو کشیده می‌شدند از حرکت باز می‌ماند. mizan_test_en_fa It was baffling He ached with desire to express and could , از درد اشتیاق به بیان بر خود می‌پیچید، mizan_test_en_fa but gibber prosaically as everybody gibbered He read his fragments aloud. اما فقط سخنانی دست و پا شکسته و عاری از لطافت سر هم می‌کرد که از هر کسی ساخته است. mizan_test_en_fa The metre marched along on perfect feet, وزن شعرش با پاهای درست گام بر می‌داشت، mizan_test_en_fa and the rhyme pounded a longer and equally faultless rhythm, و قافیه‌ی شعرش با آهنگی طولانی‌تر و درست گام‌های سنگین‌تری بر می‌داشت، mizan_test_en_fa but the glow and high exaltation that he felt within were lacking. اما سوز و گداز و ستایش والایی که از درونش می‌جوشید. mizan_test_en_fa Following the ;Pearl diving,; he wrote an article on the sea as a career, پس از مقاله‌ی صید مروارید مقاله‌ای درباره‌ی کار در دریا به عنوان یک شغل، mizan_test_en_fa another on turtle catching, and a third on the northeast trades. و مقاله‌ی دیگری درباره‌ی صید لاک‌پشت آبی و مقاله‌ی سومی هم درباره‌ی بادهای تجارتی یا بادهای بسامان نگاشت. mizan_test_en_fa from morning till night, and late at night, از بام تا شام و گاه تا پاسی از شب، mizan_test_en_fa except when he broke off to go to the reading room, draw books from the library, or to call on Ruth. به استثنای مواقعی که کارش را می‌گسست تا برای گرفتن چند کتاب به کتابخانه برود یا سری به روت بزند. mizan_test_en_fa The real world was in his mind, دنیای واقعی در ذهن او بود، mizan_test_en_fa and the stories he wrote were so many pieces of reality out of his mind. و داستان‌هایی که می‌نوشت همگی قطعه‌هایی از واقعیت بودند که از ذهنش جدا می‌شدند و بر روی کاغذ نقش می‌بستند. mizan_test_en_fa It was with regret that he ceased from writing to study, that he ceased from study to go to the library, هرگاه نوشتن را متوقف می‌کرد تا به کتابخانه برود، mizan_test_en_fa that he tore himself away from that chart room of knowledge or from the magazines in the reading room that were filled with the secrets of writers who succeeded in selling their wares. یا خودش را از آن اتاق نقشه‌ی دانش یا مجله‌های سرشار از اسرار نویسندگانی که موفق به فروش کالای خود شده بودند محروم می‌کرد متأسف می‌شد. mizan_test_en_fa when he was with Ruth, to stand up and go; وقتی پیش روت بود و می‌خواست برخیزد و برود. mizan_test_en_fa and he scorched through the dark streets so as to get home to his books at the least possible expense of time. چنان بود که گویی از ژرف‌ترین احساسات دلش می‌گسلد و از خیابان‌های تاریک به‌شتاب می‌رفت تا هر چه زودتر به خانه برسد و با از دست دادن کم‌ترین وقت ممکن کارش را آغاز کند. mizan_test_en_fa And, after he had explained the end, و پس از آنکه مارتین پایان داستان را توضیح داد mizan_test_en_fa which he thought he had made artistically obvious, she would say: هرچند خودش خیال می‌کرد داستانش را خیلی هنرمندانه به پایان رسانیده است‌گر ترود گفت، mizan_test_en_fa ;That's what I wanted to know. میخواستم همینو بدونم. mizan_test_en_fa He took the laboratory proofs on faith, اثبات آزمایشگاهی مسایل را با ایمان می‌پذیرفت، mizan_test_en_fa and his intense power of vision enabled him to see the reactions of chemicals more understandingly than the average student saw them in the laboratory. و قدرت بی‌مانندی که برای درون‌بینی داشت به او امکان داد تا واکنش‌های شیمیایی را به شکلی فهمیدنی‌تر از آنچه یک دانش‌آموز متوسط در آزمایشگاه می‌دید ببیند. mizan_test_en_fa Levers and purchases fascinated him, اهرم‌ها و قرفره‌ها او را شیفته‌ی خود کرده بودند، mizan_test_en_fa and his mind roved backward to hand spikes and blocks and tackles at sea. و فکرش به اهرم‌های چوبی و طناب و قرقره‌هایی برگشت که در عرشه‌ی کشتی به کار می‌آمدند. mizan_test_en_fa The mysteries of storm, and rain, and tide were revealed, اسرار توفان و باران و جذر و مد برایش گشوده شد، mizan_test_en_fa and the reason for the existence of trade winds made him wonder whether he had written his article on the northeast trade too soon. و آگاهی از علت وجودی بادهای بسامان او را به‌این فکر انداخت که مقاله‌ی مربوط به بادهای تجارتی را خیلی زود نوشته بود. mizan_test_en_fa One afternoon he went out with Arthur to the University of California, یک روز بعد از ظهر همراه آرتور به دانشگاه کالیفرنیا رف، mizan_test_en_fa and, with bated breath and a feeling of religious awe, و در حالی که نفس در سینه‌اش حبس شده بود و توعی احساس خوف مذهبی بر وجودش چیره شده بود mizan_test_en_fa went through the laboratories, saw demonstrations, از آزمایشگاه‌ها بازدید کرد آزمایش عملی را دید، mizan_test_en_fa and listened to a physics professor lecturing to his classes. و به سخنرانی استاد فیزیک برای شاگردان یک کلاس گوش داد. mizan_test_en_fa A stream of short stories flowed from his pen, روی از داستان‌های کوتاه از قلمش تراوید، mizan_test_en_fa and he branched out into the easier forms of verse و شکل ساده‌ای از شعر را به روی کاغذ آورد mizan_test_en_fa the kind he saw printed in the magazines از آن گونه اشعاری که در مجله‌ها دیده بود، mizan_test_en_fa though he lost his head and wasted two weeks on a tragedy in blank verse, دو هفته وقت گذاشت و خودش را دچار سرگیجه کرد تا توانست یک تراژدی را به شعر بی‌قافیه در آورد، mizan_test_en_fa the swift rejection of which, by half a dozen magazines, dumfounded him. اما عدم پذیرش سریع آن از سوی پنج شش مجله مبهوتش کرد. mizan_test_en_fa Then he discovered Henley and wrote a series of sea poems on the model of ;Hospital Sketches. آنگاه با نام ویلیام ارنست هنلی شاعر منتقد و ویراستار انگلیسی سده‌ی نوزدهم آشنا شد و یک سلسله اشعار دریایی به تقلید از شعرهای او به نام یادداشتهای بیمارستان سرود. mizan_test_en_fa There were thirty, and he completed them in a month, جمعا سی شعر سروده بود در یک ماه روزی یک شعر، mizan_test_en_fa doing one a day after having done his regular day's work on fiction, البته پس از پایان کار روزانه‌ی داستان‌نویسی mizan_test_en_fa which day's work was the equivalent to a week's work of the average successful writer. که خودش معادل یک هفته کار یک نویسنده‌ی موفق و در حد متوسط بود. mizan_test_en_fa He was finding speech, and all the beauty and wonder that had been pent for years behind his inarticulate lips was now pouring forth in a wild and virile flood. زبانش باز می‌شد و سراپای زیبایی و حیرتی که سال‌ها در پس لب‌های ناشمرده گوی او پابست شده بود در آن دم همچون سیلی خروشان و نیرومند به بیرون سرازیر می‌شد. mizan_test_en_fa ; They were so beautiful to him that he was impelled to save them to share with Ruth in some glorious, این اشعار در نظرش چنان زیبا می‌نمودند که مجبور شد نزد خود نگه‌شان دارد، mizan_test_en_fa far off time when he would dare to read to her what he had written. تا در آینده‌ای افتخارآمیز و دور که جرأت خواهد یافت نوشته‌هایش را برای روت بخواند با او درمیان بگذارد. mizan_test_en_fa Against that time he kept them with him, تا رسیدن آن زمان شعرها را پیش خود نگه داشت، mizan_test_en_fa reading them aloud, going over them until he knew them by heart. پیوسته با صدای بلند خواند و به قدری تکرارشان کرد تا همه را از بر شد. mizan_test_en_fa He lived every moment of his waking hours, مارتین در تک‌تک لحظات ساعت‌های بیداری‌اش زندگی می‌کرد، mizan_test_en_fa and he lived in his sleep, his subjective mind rioting through his five hours of surcease, حتی در ساعت‌های خوابش زندگی می‌کرد و ذهن درون‌بین او می‌شورید و خود را از قید پنج ساعت وقفه می‌رهانید، mizan_test_en_fa and combining the thoughts and events of the day into grotesque and impossible marvels. اندیشه‌ها و رخدادهای روز را در هم می‌آویخت و شگفتی‌هایی عجیب و ناممکن می‌افرید. mizan_test_en_fa In reality, he never rested, در واقع او هرگز آرام و قراری نداشت، mizan_test_en_fa and a weaker body or a less firmly poised brain would have been prostrated in a general break down. و اگر کسی با جسمی ضعیف‌تر یا مغزی کم‌توان‌تر به جای اومی بود از هم پاشیده و تسلیم شده می‌شد. mizan_test_en_fa His late afternoon calls on Ruth were rarer now, حالا دیگر بعد از ظهر به دفعات کم‌تری سراغ روت می‌رفت، mizan_test_en_fa for June was approaching, when she would take her degree and finish with the university. زیرا ماه ژوئن نزدیک می‌شد و او قرار بود در این ماه فارغ‌التحصیل شود و دانشنامه‌اش را بگیرد. mizan_test_en_fa The atmosphere of the house, in such contrast with that in which he lived, این‌ها روزهای به یادماندنی در زندگی مارتین بودند فضای خانه و تفاوت چشمگیر آن با خانه‌ای که مارتین در آن زندگی می‌کرد، mizan_test_en_fa and the mere nearness to her, sent him forth each time with a firmer grip on his resolve to climb the heights. و کوتاهی راه این دو باعث می‌شد که مارتین هر بار با اراده‌ای محکم‌تر به صعود از بلندی‌ها آنجا را ترک گوید. mizan_test_en_fa The world itself was not so amazing because of the atoms and molecules that composed it according to the propulsions of irresistible force; حتی جهان به دلیل اتم‌ها و مولکول‌هایی که آن را موافق فشارهای نیرویی مقاومت‌ناپذیر تشکیل داده بودند چندان شگفت‌انگیز نمی‌نمود، mizan_test_en_fa what made it amazing was the fact that Ruth lived in it. آنچه جهان را شگفت‌انگیز می‌کرد این بود که روت بر عرصه‌ی آن می‌زیست. mizan_test_en_fa It was true, as he acquired knowledge and language, that he was drawing nearer, البته دریافته بود که با بیشتر شدن دانش و بهتر شدن زبانش به او نزدیک‌تر می‌شد، mizan_test_en_fa talking her speech, discovering ideas and delights in common; و به زبان او سخن می‌گفت و اندیشه‌های و شادی‌های مشترک را کشف می‌کرد. mizan_test_en_fa And then, one day, without warning, the gulf between them was bridged for a moment, آنگاه یک روز بی‌هیچ مقدمه‌ای فاصله‌ی میان آن دو یک لحظه از میان رفت، mizan_test_en_fa and thereafter, though the gulf remained, it was ever narrower. و از آن پس گرچه فاصله به جای خود بود اما کم‌تر و کم‌تر شد. mizan_test_en_fa They had been eating cherries great, نشسته بودند و گیلاس می‌خوردند mizan_test_en_fa luscious, black cherries with a juice of the color of dark wine And later, as she read aloud to him from ;The Princess,; گیلاس درشت و سیاه و آبدار با آبی به رنگ شراب ارغوانی بعدا وقتی روت منظومه‌ی داستانی شاهزاده خانم را با صدای بلند برای مارتین می‌خواند، mizan_test_en_fa he chanced to notice the stain of the cherries on her lips. او ناگهان متوجه رنگ گیلاس بر لب‌های روت شد. mizan_test_en_fa Then he realized the significance of it, آنگاه به اهمیت این احساس پی برد، mizan_test_en_fa and his heart began pounding and challenging him to play the lover with this woman , و قلبش به تب و تاب افتاد تا نقش عاشق این زن را بازی کند، mizan_test_en_fa who was not a spirit from other worlds but a mere woman with lips a cherry could stain. زنی که روحی از جهان‌های دیگر نبود بلکه زنی چون زن‌های دیگر بود که لب‌هایش را یک گیلاس می‌تواند رنگ کند. mizan_test_en_fa He trembled at the audacity of his thought; از گستاخی اندیشه‌اش بر خود لرزید، mizan_test_en_fa but all his soul was singing, and reason, in a triumphant paean, assured him he was right. اما تمام وجودش به نغمه سرایی برخاسته بود و عقل با سرود پیروزی بر لب به او اطمینان داد که حق با اوست. mizan_test_en_fa Then she laughed at him, delighting in his confusion, آنگاه به مارتین خندید و از سرگشتگی‌اش شاد شد، mizan_test_en_fa and as he looked into her frank eyes, و مارتین همچنان که به چشم‌های گشاده روت نگاه می‌کرد، mizan_test_en_fa and knew that she had divined nothing of what he felt, he became abashed. و متوجه بود که به ذره‌ای از آنچه در درونش می‌گذرد پی نبرده است شرمنده شد. mizan_test_en_fa Early one evening, struggling with a sonnet that twisted all awry the beauty , یک روز اول غروب مارتین در حالی که می‌کوشید زیبایی، mizan_test_en_fa and thought that trailed in glow and vapor through his brain, Martin was called to the telephone. و اندیشه‌ای را که با رشته‌ای از آتش و مه در ذهنش کشیده شده بود به غزلی انتقال دهد که به سادگی پذیرای آن نمی‌شد پای تلفن احضار شد. mizan_test_en_fa Martin went to the telephone in the corner of the room, مارتین رفت به طرف تلفنی که در گوشه‌ی اتاق بود، mizan_test_en_fa and felt a wave of warmth rush through him as he heard Ruth's voice. و به محض شنیدن صدای روت احساس کرد که موجی از گرما در درونش به حرکت در آمده است. mizan_test_en_fa In his battle with the sonnet he had forgotten her existence, در کشاکش تلاش برای ساختن غزل وجود روت را از یاد برده بود، mizan_test_en_fa and at the sound of her voice his love for her smote him like a sudden blow. و به‌محض شنیدن صدایش عشقی که به او داشت همچون ضربه‌ای ناگهانی بر پیکرش کوبیده شد. mizan_test_en_fa delicate and sweet, like a strain of music heard far off and faint, ظریف و شیرین همچون نوای موسیقی که از نقطه‌ای دور با صدایی محو شونده به گوش برسد، mizan_test_en_fa or, better, like a bell of silver, a perfect tone, crystal pure. یا بهتر از آن همچون صدای ناقوسی نقره‌ای آهنگی کامل به پاکیزگی بلور. mizan_test_en_fa He could scarcely hear what it said, به‌سختی می‌توانست آنچه را او می‌گفت بشنود، mizan_test_en_fa so ravished was he, though he controlled his face, for he knew that Mr. Higginbotham's ferret eyes were fixed upon him. از خود بی‌خود شده بود اما می‌کوشید بر خود مسلط شود چون می‌دانست که چشم‌های نیز آقای هیگینبوثام به او دوخته شده‌اند. mizan_test_en_fa It was not much that Ruth wanted to say روت حرف چندانی برای گفتن نداشت mizan_test_en_fa merely that Norman had been going to take her to a lecture that night, فقط می‌خواست بگوید قرار بوده است آن شب همراه نورمن به یک سخنرانی برود، mizan_test_en_fa but that he had a headache, and she was so disappointed, and she had the tickets, اما نورمت سردرد گرفته بود او نیز سخت مأیوس شده بود بلیت‌ها پیش اوست، mizan_test_en_fa and that if he had no other engagement, و اگر مارتین گرفتاری دیگری نداشته باشد، mizan_test_en_fa would he be good enough to take her? آیا مایل است او را در این شب همراهی کند؟ mizan_test_en_fa Quite irrelevantly, still at the telephone and talking with her, اگرچه بی‌ربط بود و با آنکه گوشی دستش بود و با روت گفتگو می‌کرد، mizan_test_en_fa he felt an overpowering desire to die for her, احساس کرد اشتیاق شدیدی برای مردن در راه روت دارد، mizan_test_en_fa and visions of heroic sacrifice shaped and dissolved in his whirling brain. در همان دم چشم‌اندازهایی از فداکاری قهرمانانه در مغز دوار گرفته‌اش پدید آمدند و محو شدند. mizan_test_en_fa In that moment of mad happiness that she should go out with him, go to a lecture with him with him, در آن لحظه‌ی آمیخته با شادی دیوانه‌وار که روت مجبور بود با او بیرون برود برای شنیدن سخنرانی برود mizan_test_en_fa Martin Eden she soared so far above him that there seemed nothing else for him to do than die for her. با او با مارتین ایدن چنان بالاتر از او به پرواز در آمده بود که مارتین کاری جز مردن در راهش نمی‌توانست انجام دهد. mizan_test_en_fa It was the sublime abnegation of true love that comes to all lovers, این عالی‌ترین درجه فنای حقیقی است که به سراغ همه‌ی عاشقان می‌آید، mizan_test_en_fa and it came to him there, at the telephone, in a whirlwind of fire and glory; و در آن لحظه در پای تلفن در میان آتش و افتخار به سراغ مارتین آمد، mizan_test_en_fa and to die for her, he felt, was to have lived and loved well. و او احساس کرد که مردن در راه روت به معنای زنده بودن و عشق ورزیدن به اوست. mizan_test_en_fa He did not look at him, and though his eyes passed over him, he did not see him; به او نگاه نکرد و با آنکه چشمش از روی او گذاشت او را ندید، mizan_test_en_fa and as in a dream he passed out of the room to dress. و چنانکه گویی خواب می‌بیند از اتاق بیرون رفت تا لباس بپوشد. mizan_test_en_fa On investigating this sound he identified it as the final snort of Bernard Higginbotham, پس از جستجو برای شناختن صدا متوجه شد که آخرین خرناسه آقای هیگینبوثام است، mizan_test_en_fa which somehow had not penetrated to his brain before. که در ابتدای صحبتش به نحوی نتوانسته بود به مغزش راه یابد. mizan_test_en_fa As Ruth's front door closed behind them and he came down the steps with her, به محض بسته شدن در اتاق روت پس از خروج آن دو و از پله پایین آمدن مارتین در کنار روت، mizan_test_en_fa he found himself greatly perturbed. مارتین متوجه شد که شدیدا سراسیمه شده است. mizan_test_en_fa he wondered if it was only in the evening that arms were taken, درست سر در نمی‌آورد که آیا فقط هنگام غروب این کار را می‌کرده‌اند، mizan_test_en_fa or only between husbands and wives and relatives. یا آنکه زن و شوهرها و قوم و خویش‌ها بوده‌اند که بازوشان را در هم می‌انداختند. mizan_test_en_fa She had called him down the second time she walked out with him, دومین باری که روت با او از خانه بیرون رفت شدیدا سرزنشش کرده بود، mizan_test_en_fa because he had gone along on the inside, چون روت را در طرف ترافیک قرار داده و رفته بود، mizan_test_en_fa and she had laid the law down to him that a gentleman always walked on the outside when he was with a lady. روت این قانون را برایش وضع کرد که یک آقا وقتی با خانمی به گردش می‌رود همیشه در طرف ترافیک قرار می‌گیرد. mizan_test_en_fa And Minnie had made a practice of kicking his heels, whenever they crossed from one side of the street to the other, از آن پس هرگاه آن‌دو از یک سوی خیابان به سوی دیگر می‌رفتند مینی پایش را به زمین می‌کوبید، mizan_test_en_fa to remind him to get over on the outside. تا به خودش یادآوری کند که باید در طرف ترافیک قرار بگیرد. mizan_test_en_fa For the first several times they walked freely, دفعات اول سلانه سلانه کنار هم قدم می‌زدند. mizan_test_en_fa side by side, and after that it was arms around the waists, and heads against the fellows' shoulders where the streets were unlighted. بعدا در جاهایی که خیابان تاریک بود دست‌شان را به کمر هم‌دیگر می‌انداختند و سرهاشان را به شانه‌های همدیگر تکیه می‌دادند. mizan_test_en_fa He crooked the arm next to her بازویش را در کنار بازوی روت از آرنج شکست mizan_test_en_fa crooked it very slightly and with secret tentativeness, not invitingly, خیلی آرام و با حالتی آزمایشگرانه و پنهان نه خواهشگرانه، mizan_test_en_fa , but just casually, as though he was accustomed to walk that way. بلکه به طور تصادفی گویی به این جور قدم زدن عادت داشته است. mizan_test_en_fa Delicious thrills ran through him at the contact, با برقرار شدن این تماس لرزش لذت بخشی وجودش را فرا گرفت، mizan_test_en_fa and for a few sweet moments it seemed that he had left the solid earth and was flying with her through the air. و تا چند لحظه چنین می‌نمود که از روی این کره‌ی خاکی برکنده شده و همراه روت در آسمان‌ها به پرواز در آمده است. mizan_test_en_fa Yet he was not satisfied with his conclusion, and when he found himself on the inside, اما از این تصمیم راضی نبود و وقتی متوجه شد که در طرف ترافیک قرار نگرفته است، mizan_test_en_fa he talked quickly and earnestly, حرف زدنش تند و بی‌قرار شد، mizan_test_en_fa making a show of being carried away by what he was saying, و می‌خواست به روت نشان دهد که صحبتش او را با خودش به جلو می‌برد، mizan_test_en_fa so that, in case he was wrong in not changing sides, his enthusiasm would seem the cause for his carelessness. و اگر اشتباهی در عوض نکردن جایش رخ داده باشد حرارت و گرمی صحبت او علت بی‌توجهی‌اش تلقی شود. mizan_test_en_fa She nodded and looked at him boldly, not with soft and gentle eyes like Ruth's, لیزی با سر پاسخ داد و با چشمانی گشوده به او نگریست mizan_test_en_fa but with eyes that were handsome and hard, اما نه با چشمانی به لطافت چشمان روت بلکه با چشمانی که خوش ظاهر و سرسخت بودند. mizan_test_en_fa and that swept on past him to Ruth and itemized her face and dress and station. و بی‌درنگ چشم از او برگرفت و به روت زل زد و چهره و لباس و وضعش را ورانداز کرد، mizan_test_en_fa And he was aware that Ruth looked, too, with quick eyes that were timid and mild as a dove's, but which saw, مارتین متوجه شد که روت با چشم‌های تیزبین و لطیف چون چشم‌های کبوتر به دختر می‌نگرد، mizan_test_en_fa in a look that was a flutter on and past, و با نگاهی که کبوتران در حال پر زدن و گذشتن به زمین می‌اندازند، mizan_test_en_fa the working class girl in her cheap finery and under the strange hat that all working class girls were wearing just then. این دختر کارگر را با آن آرایش و لباس ارزان و در زیر کلاه عجیبی که آن روزها همه‌ی دختران کارگر بر سر می‌گذاشتند ورانداز می‌کند. mizan_test_en_fa If that girl had proper opportunity to dress, Mr. Eden, آقای ایدن اگر آن دختر فرصت کافی برای لباس پوشیدن پیدا می‌کرد، mizan_test_en_fa and if she were taught how to carry herself, you would be fairly dazzled by her, and so would all men.; و اگر طرز رفتار درست را به او یاد می‌دادند هوش از سرتان می‌برد از سر همه‌ی مردان می‌برد. mizan_test_en_fa When one's body is young, it is very pliable, وقتی آدم جوان باشد بدنش خیلی نرم است، mizan_test_en_fa and hard work will mould it like putty according to the nature of the work. و کار سخت آن را همچون موم بسته به نوع کار به هر شکلی که بخواهد در می‌آورد. mizan_test_en_fa She has had to take care of herself, خودش مجبور بوده است از خودش نگه‌داری کند، mizan_test_en_fa and a young girl can't take care of herself and keep her eyes soft and gentle like like yours, for example.; و دختر جوان نمی‌تواند هم کار کند هم چشم‌هایش را نرم و لطیف مثلا بسان … چشم‌های شما نگه دارد. mizan_test_en_fa And then he remembered that he loved her , آنگاه به یاد آورد که عاشق روت است، mizan_test_en_fa and was lost in amazement at his fortune that permitted him to love her and to take her on his arm to a lecture. و از بخت خویش که امکانی برایش فراهم آورده بود تا عاشق او شود و دستش را در بازویش بگیرد و همراهنش به سخنرانی برود در شگفت شد. mizan_test_en_fa And yet you dare to open the books, با همه‌ی این‌ها جرأت داری و کتاب می‌خوانی، mizan_test_en_fa to listen to beautiful music, به موسیقی دلنشین گوش می‌دهی، mizan_test_en_fa to learn to love beautiful paintings, دوست داشتن تابلوهای زیبا را یاد می‌گیری، mizan_test_en_fa to speak good English, به زبان سلیس حرف می‌زنی، mizan_test_en_fa to think thoughts that none of your own kind thinks, افکاری داری که توی سر هیچ یک از آدم‌های هم‌طبقه‌ات نیست، mizan_test_en_fa to tear yourself away from the oxen and the Lizzie Connollys , می‌خواهی خودت را از گاوها و لیزی کونولی‌ها جدا کنی، mizan_test_en_fa and to love a pale spirit of a woman who is a million miles beyond you and who lives in the stars! روح رنگ‌پریده‌ی زنی را دوست بداری که بیش از یک میلیون کیلومتر با تو فاصله دارد و در میان ستارگان زندگی می‌کند. mizan_test_en_fa Then he got out note book and algebra and lost himself in quadratic equations, آنگاه دفتر تمرین و کتاب جبر را برداشت و غرق در حل معادلات درجه دو شد، mizan_test_en_fa while the hours slipped by, and the stars dimmed, and the gray of dawn flooded against his window. زمان به‌سرعت برق می‌گذشت ستارگان رنگ می‌باختند و سیل خاکستری رنگ سپیده به پنجره‌ی اتاقش تابیدن می‌گرفت. mizan_test_en_fa Once or twice in the month, while riding through the park on his way to the library, مارتین هر ماه یک یا دو بار ضمن گذر از پارک برای رفتن به کتابخانه از دوچرخه‌اش پیاده می‌شد، mizan_test_en_fa Martin dismounted from his wheel and listened to the arguments, and each time he tore himself away reluctantly. و به بحث‌ها گوش می‌داد و هر بار با حسرت از آنجا دور می‌شد. mizan_test_en_fa These men, who slaughtered English, gesticulated like lunatics, این مردها که زبان انگلیسی را بی‌دست و پا می‌کردند مانند دیوانه‌ها با سر و دستشان حرف می‌زدند، mizan_test_en_fa and fought one another's ideas with primitive anger, و با ابراز خشمی خام به عقاید یک‌دیگر می‌تاختند، mizan_test_en_fa seemed somehow to be more alive than Mr. Morse and his crony, Mr. Butler. به نظر می‌رسید که به هر حال از آقای مورس و دوست صمیمی‌اش آقای باتلر زنده‌تر باشند. mizan_test_en_fa Martin had heard Herbert Spencer quoted several times in the park, در این پارک مارتین ایدن بارها شنیده بود که جملاتی از هر برت اسپنسر نقل می‌کنند، mizan_test_en_fa but one afternoon a disciple of Spencer's appeared, اما یک روز بعد از ظهر سر و کله‌ی یکی از پیروان اسپنسر پیدا شد mizan_test_en_fa a seedy tramp with a dirty coat buttoned tightly at the throat to conceal the absence of a shirt. خانه به‌دوشی ژنده‌پوش با کتی کثیف که دکمه‌هایش را سفت تا زیر چانه بسته بود تا معلوم نشود که پیراهن بر تن ندارد. mizan_test_en_fa Battle royal was waged, amid the smoking of many cigarettes and the expectoration of much tobacco juice, جنگ مغلوبه در میان پرده‌ی سنگینی از دود سیگار و با تف و خلط بیرون پراندن آب تنباکو آغاز شد، mizan_test_en_fa wherein the tramp successfully held his own, که در آن خانه به‌دوش توانست پیروزمندانه از خود دفاع کند، mizan_test_en_fa even when a socialist workman sneered, تا آنکه یک کارگر سوسیالیست به حالت مسخره‌ای گفت mizan_test_en_fa ;There is no god but the Unknowable, and Herbert Spencer is his prophet. خدایی جز آن نیروی ناشناختنی وجود ندارد و هر برت اسپنسر هم پیامبر اوست. mizan_test_en_fa ; Martin was puzzled as to what the discussion was about, مارتین سر در نمی‌آورد که این بحث به چه موضوعی مربوط می‌شود، mizan_test_en_fa but when he rode on to the library he carried with him a new born interest in Herbert Spencer, اما وقتی سوار دوچرخه‌اش شد و به کتابخانه رسید علاقه‌ی نویافته‌اش به هربرت اسپنسر را نیز همراه خود برد، mizan_test_en_fa and because of the frequency with which the tramp had mentioned ;First Principles,; Martin drew out that volume. و چون خانه به دوش اسم کتاب مبادی نخستین را خیلی تکرار کرده بود همان را از کتابخانه گرفت و به خانه برد. mizan_test_en_fa Once before he had tried Spencer, پیش از این یک بار دیگر هم به آثار اسپنسر برخورده بود، mizan_test_en_fa and choosing the ;Principles of Psychology; to begin with, he had failed as abjectly as he had failed with Madam Blavatsky. و با برگزیدن کتاب اصول روانشناسی برای آغاز مطالعه‌ی آن‌ها با همان تلخی که از کتاب مادام بلاوتسکی زده شده بود از این یکی هم زده شد. mizan_test_en_fa But this night, after algebra and physics, اما امشب پس از خواندن کتاب‌های جبر و فیزیک، mizan_test_en_fa and an attempt at a sonnet, he got into bed and opened ;First Principles. و مختصر کوششی برای سرودن یک غزل توی تختخواب پرید و کتاب مبادی نخستین را باز کرد. mizan_test_en_fa He lay on the bed till his body grew tired, when he tried the hard floor, reading on his back, آن‌قدر روی تختخواب دراز کشید یا روی کف سفت اتاق به پشت دراز کشید، mizan_test_en_fa the book held in the air above him, or changing from side to side. و کتاب را با دو دست توی هوا گرفت و خواند یا آن‌قدر این پهلو آن پهلو شد که بدنش درد گرفت. mizan_test_en_fa then the book tempted him and he fell, reading all afternoon, آنگاه کتاب دوباره وسوسه‌اش کرد و تمام بعد از ظهرش را دراز کشید و کتاب خواند، mizan_test_en_fa oblivious to everything and oblivious to the fact that that was the afternoon Ruth gave to him. همه چیز را از یاد برده بود حتی از یاد برده بود که روت آن روز بعد از ظهر را به دیدار با او اختصاص داده است. mizan_test_en_fa His first consciousness of the immediate world about him was when Bernard Higginbotham jerked open the door, نخستین لحظه‌ای که متوجه دنیای پیرامون شد هنگامی بود که آقای هیگینبوثام در را با غژغژ باز کرد باز کرد، mizan_test_en_fa and demanded to know if he thought they were running a restaurant. و پرسید آیا به نظر او امروز رستورانی باز است. mizan_test_en_fa He had merely skimmed over the surface of things, observing detached phenomena, او فقط از سطح اشیاء و پدیده‌ها گذشته بود پدیده‌های جدا از هم را مشاهده کرده بود. mizan_test_en_fa accumulating fragments of facts, making superficial little generalizations خرده‌هایی از دانش را در ذهنش انباشته و به برخی جمع‌بندی‌های سطحی و کوچک دست یافته بود، mizan_test_en_fa and all and everything quite unrelated in a capricious and disorderly world of whim and chance. که هرچه بود سراپا غرق در دنیای متلون و آشفته بر اثر بوالهوسی و تصادف بود و هیچ ارتباطی میان‌شان برقرار نبود. mizan_test_en_fa The medieval metaphysics of Kant had given him the key to nothing, متافیزیک کانت در سده‌های میانه هیچ سر نخی به دستش نداد، mizan_test_en_fa and had served the sole purpose of making him doubt his own intellectual powers. و تنها فایده‌اش این بود که او به توانایی‌های عقل خود نیز شک پیدا کرده بود. mizan_test_en_fa He had understood nothing, and the only idea he had gathered was that evolution was a dry as dust theory, چیزی از این کتاب دستگیرش نشد و تنها این نکاه را دریافت که تکامل طبیعی نظریه‌ی خسته کننده‌ای است، mizan_test_en_fa of a lot of little men possessed of huge and unintelligible vocabularies. مختص انبوهی از انسان‌های کوچک یا ذخیره‌ی واژگانی عظیم و نامفهوم. mizan_test_en_fa And here was the man Spencer, organizing all knowledge for him, در این کتاب مارتین با اسپنسری آشنا شد که همه‌ی دانش‌ها را برایش طبقه‌بندی می‌کند، mizan_test_en_fa reducing everything to unity, elaborating ultimate realities, و همه چیز را به وحدت می‌رساند واقعیت‌های غایی را می‌نمایاند، mizan_test_en_fa , and presenting to his startled gaze a universe so concrete of realization that it was like the model of a ship such as sailors make and put into glass bottles. و در برابر چشم‌های حیرت‌زده‌اش کائناتی چنان واقعی را مجسم می‌کند که به مدل کشتی یا قایقی شباهت دارد که ملوانان می‌سازند و توی شیشه می‌گذارند. mizan_test_en_fa It was in obedience to law that the bird flew, پرواز پرنده تبعیت از قانون بود، mizan_test_en_fa and it was in obedience to the same law that fermenting slime had and squirmed and put out legs and wings and become a bird. و در تبعیت از همین قانون بود که لجن تخمیر پذیر به خود پیچیده و لولیده بود پا و بال درآورده بود و سرانجام یک پرنده شده بود. mizan_test_en_fa At night, asleep, he lived with the gods in colossal nightmare; شب هنگام در لحظات خواب با خدایانی که به شکل کابوس غول‌پیکر بر او ظاهر می‌شدند زندگی می‌کرد، mizan_test_en_fa and awake, in the day, he went around like a somnambulist, در بیداری هنگام روز همچون آدمی خوابگرد با نگاهی مدهوش راه می‌افتاد، mizan_test_en_fa with absent stare, gazing upon the world he had just discovered. و به جهانی که تازه کشف کرده بود خیره می‌شد. mizan_test_en_fa At table he failed to hear the conversation about petty and ignoble things, پشت میز غذاخوری گفتگوهای مربوط به چیزهای جزیی و بی‌ارزش را نمی‌شنید، mizan_test_en_fa his eager mind seeking out and following cause and effect in everything before him. ذهن مشتاقش جستجو می‌کرد و در تمام چیزهایی که می‌دید به دنبال علت و معلول می‌گشت. mizan_test_en_fa In the meat on the platter he saw the shining sun , در گوشتی که روی سینی بود خورشید تابان را می‌دید، mizan_test_en_fa and traced its energy back through all its transformations to its source a hundred million miles away, انرژی آن را ردیابی می‌کرد و پس از گذشتن از همه‌ی تبدیل و تحولش به سرچشمه آن در فاصله‌ی یکصد و پنجاه میلیون کیلومتری می‌رسید، mizan_test_en_fa or traced its energy ahead to the moving muscles in his arms that enabled him to cut the meat, یا انرژی آن را به سمت جلو ردیابی می‌کرد و به عضلات متحرک بازوهایش می‌رسید که قدرت بریدن گوشت را به او می‌دادند، mizan_test_en_fa and to the brain wherewith he willed the muscles to move to cut the meat, یا به مغز می‌رسید که به وسیله آن به عضلاتش فرمان می‌داد تا برای بریدن گوشت به حرکت در آیند، mizan_test_en_fa until, with inward gaze, he saw the same sun shining in his brain. و سرانجام از راه درون‌نگری همان خورشید را می‌دید که در درونش فروزان است. mizan_test_en_fa He was entranced by illumination, and did not hear the ;Bughouse,; whispered by Jim, روشنی درون او را از خود بی‌خود کرده بود آن‌چنان که کلمه‌ی تیمارستانی را که جیم زیر لب گفت نشنید، mizan_test_en_fa nor see the anxiety on his sister's face, صورت نگران خواهرش را ندید، mizan_test_en_fa nor notice the rotary motion of Bernard Higginbotham's finger, یا حرکت چرخشی انگشت برنارد هیگینبوثام را، mizan_test_en_fa whereby he imparted the suggestion of wheels revolving in his brother in law's head. که بدان وسیله می‌خواست دوران گرفتن چرخ‌های مغز برادرزنش را نشان دهد احساس نکرد. mizan_test_en_fa But Herbert Spencer had shown him not only that it was not ridiculous, اما هربرت اسپنسر به او نشان داده بود که این نه فقط مسخره نیست، mizan_test_en_fa but that it was impossible for there to be no connection. بلکه ممکن نیست که میان چیزی با چیزهای دیگر رابطه‌ای وجود نداشته باشد. mizan_test_en_fa This new concept was a perpetual amazement to Martin, این تصور جدید موجب شگفتی همیشگی مارتین شده بود، mizan_test_en_fa and he found himself engaged continually in tracing the relationship between all things under the sun and on the other side of the sun. و او متوجه شد که دایما به دنبال یافتن ارتباطی میان همه‌ی چیزهایی است که در این سوی کره‌ی خورشید واقع شده‌اند. mizan_test_en_fa He drew up lists of the most incongruous things , فهرست‌هایی از ناهمگن‌ترین اشیاء تهیه کرد، mizan_test_en_fa and was unhappy until he succeeded in establishing kinship between them all اما هیچ خشنود نشد تا آنکه توانست میان همه‌ی آن‌ها یک نوع خویشاوندی برقرار کند mizan_test_en_fa kinship between love, poetry, earthquake, fire, rattlesnakes, rainbows, precious gems, monstrosities, sunsets, the roaring of lions, خویشاوندی میان عشق شعر زمین لرزه آتش سوزی مار زنگی رنگین کمان گوهرهای قیمتی بی‌عاطفگی غروب خورشید غرش شیران، mizan_test_en_fa illuminating gas, cannibalism, beauty, murder, lovers, fulcrums, and tobacco. سوختن گاز آدم‌خواری زیبایی آدم‌کشی اهرم و تکیه‌گاه و تنباکو، mizan_test_en_fa Thus, he unified the universe and held it up and looked at it, بدین ترتیب کائنات را یکپارچه کرد بالا گرفت خوب نگاهش کرد، mizan_test_en_fa or wandered through its byways and alleys and jungles, یا در کوره‌راه‌ها و خیابان‌ها و جنگل‌های آن سرگردان شد، mizan_test_en_fa not as a terrified traveller in the thick of mysteries seeking an unknown goal, نه همچون مسافری وحشت‌زده که در میان کوهی از اسرار به دنبال هدفی ناشناخته می‌رود. mizan_test_en_fa And the more he knew, the more passionately he admired the universe, و هر قدر بر دامنه‌ی دانشش افزوده می‌شد با شوری به‌مراتب بیشتر به ستایش کائنات، mizan_test_en_fa and life, and his own life in the midst of it all. و زندگی از جمله زندگی خودش در آن میانه پر جنب و جوش بر می‌خاست. mizan_test_en_fa some childish notions, a few half baked sentiments, a lot of undigested beauty, چند تا خیال بچگانه چند تا احساس خام انبوهی از زیبایی‌های درک نشده، mizan_test_en_fa a great black mass of ignorance, a heart filled to bursting with love, and an ambition as big as your love and as futile as your ignorance. کوه سیاه بزرگی از نادانی قلبی سرشار از عشق تا نقطه‌ی انفجار جاه‌طلبی به بزرگی عشقت و به بیهودگی نادانی‌ات. mizan_test_en_fa You wanted to write about the world and the scheme of existence when the world was a Chinese puzzle to you, می‌خواستی درباره‌ی جهان و نقشه‌ی زندگی بنویسی در حالی که جهان برای تو همچون یک معمای چینی بود، mizan_test_en_fa and all that you could have written would have been about what you did not know of the scheme of existence. و کل آن چیزی که می‌توانستی بنویسی مربوط به‌آن چیزهایی می‌شد که خودت درباره‌ی نقشه زندگی نمی‌دانستی. mizan_test_en_fa It did not stir her deeply, as it did him, آن طور که این موضوع مارتین را تکان داده بود او را عمیقا تکان نداد، mizan_test_en_fa and he would have been surprised had he not reasoned it out that it was not new and fresh to her as it was to him. و اگر مارتین برای خودش استدلال نکرده بود که این موضوع به آن اندازه که برای خودش تازگی داشت برای روت تازگی نداشته است ممکن بود شگفت‌زده شود. mizan_test_en_fa Arthur and Norman, he found, believed in evolution and had read Spencer, معلوم شد که آرتور و نورمن به تکامل اعتقاد دارند و کتاب اسپنسر را خوانده‌اند، mizan_test_en_fa though it did not seem to have made any vital impression upon them, اما به نظر نمی‌رسید این کتاب پر التهاب تأثیری حیاتی بر آنان گذاشته باشد. mizan_test_en_fa while the young fellow with the glasses and the mop of hair, Will Olney, در همان حال جوانک عینکی ژولیده‌مو یعنی ویل اولنی، mizan_test_en_fa sneered disagreeably at Spencer and repeated the epigram, با مسخره کردن اسپنسر و تکرار این سخن نیش‌دار او مخالفتش را به زبان آورد، mizan_test_en_fa ;There is no god but the Unknowable, and Herbert Spencer is his prophet.; خدایی جز آن نیروی ناشناختی وجود ندارد و هر برت اسپنسر پیامبر اوست. mizan_test_en_fa Later, he was dumfounded to learn from various little happenings not only that Olney did not care for Ruth, بعدا وقتی از رویدادهای گوناگون جزیی فهمید که اولنی نه فقط در قید روت نیست، mizan_test_en_fa but that he had a positive dislike for her. بلکه نوعی تنفر مثبت از او نیز دارد پاک در حیرت شد. mizan_test_en_fa They rode out into the hills several Sundays on their wheels, چندین بار یکشنبه‌ها به دوچرخه‌سواری در تپه‌های اطراف رفتند، mizan_test_en_fa and Martin had ample opportunity to observe the armed truce that existed between Ruth and Olney. و مارتین فرصت کافی یافت تا صلح مسلحانه‌ی موجود میان روت و اولنی را از نزدیک ببیند. mizan_test_en_fa Those Sundays were great days for Martin, آن یکشنبه‌ها روزهای باشکوهی برای مارتین بودند mizan_test_en_fa greatest because he was with Ruth, and great, also, باشکوه‌ترین چون او در کنار روت بود باز باشکوه، mizan_test_en_fa because they were putting him more on a par with the young men of her class. چون آن‌ها او را بیشتر با جوانان هم‌طبقه‌ی روت در یک ردیف می‌گذاشتند. mizan_test_en_fa he was finding himself their intellectual equal, مارتین احساس می‌کرد که از لحاظ فکری همتای آن‌هاست، mizan_test_en_fa and the hours spent with them in conversation was so much practice for him in the use of the grammar he had studied so hard. و ساعت‌هایی که صرف گفتگو با آن‌ها می‌کرد بیشتر تمرینی بود برای به کار گرفتن دستور زبانی که با چنان زحمتی آموخته بود. mizan_test_en_fa while Mr. Butler stated that he had no patience with Spencer, در حالی که آقای باتلر گفت اصلا نمی‌تواند اسپنسر را تحمل کند، mizan_test_en_fa had never read a line of him, حتی یک سطر از نوشته‌هایش را نخوانده است، mizan_test_en_fa and had managed to get along quite well without him. و تا اینجا بدون اطلاع از محتویات آثار او به راحتی توانسته است به زندگی‌اش ادامه دهد. mizan_test_en_fa As it was, he found Spencer's explanation of things convincing; اما واقعیت این بود که توضیحات اسپنسر درباره‌ی اشیاء و مسایل به نظر او متقاعد کننده می‌رسید، mizan_test_en_fa and, as he phrased it to himself, و پیش خودش به این نتیجه رسید، mizan_test_en_fa to give up Spencer would be equivalent to a navigator throwing the compass and chronometer overboard. که دست برداشتن از مطالعه‌ی کتاب‌های اسپنسر حکم این را دارد که فلان دریانورد قطبنما و زمان‌سنج را به دریا بیندازد. mizan_test_en_fa So Martin went on into a thorough study of evolution, به همین علت مارتین به مطالعاتش در زمینه‌ی تکامل ادامه داد، mizan_test_en_fa mastering more and more the subject himself, و شخصا بیش از پیش با موضوع آشنا شد، mizan_test_en_fa and being convinced by the corroborative testimony of a thousand independent writers. و پس از مطالعه‌ی شهادت تأییدکننده‌ی هزاران نویسنده‌ی مستقل از درست بودن این نظریه مطمئن شد. mizan_test_en_fa The more he studied, the more vistas he caught of fields of knowledge yet unexplored, هرقدر بیشتر مطالعه می‌کرد همان قدر با چشم‌اندازهای بیشتری از رشته‌های گوناگون و نکاویده‌ی دانش آشنا می‌شد، mizan_test_en_fa and the regret that days were only twenty four hours long became a chronic complaint with him. و تأسف بر این که شبانه‌روز فقط بیست و چهار ساعت به درازا می‌کشد شکوه‌ی دایمی او شده بود. mizan_test_en_fa You can study French, or you can study German, می‌تونی زبان فرانسه بخونی یا می‌تونی آلمانی بخونی، mizan_test_en_fa or cut them both out and study Esperanto, یا هر دو شونو کنار بذاری و اسپرانتو بخونی، mizan_test_en_fa you'll get the culture tone just the same. رنگ فرهنگ رو هم درست همین طوری به خودت می‌گیری. mizan_test_en_fa Why, Ruth studied Saxon, became clever in it, مثلا روت زبان ساکسون خونده mizan_test_en_fa that was two years ago, and all that she remembers of it now is , خیلی زرنگه دو سال پیش از این و تنها چیزی که حالا از اون زبان یادش می‌آد جمله‌ای است که ترجمه‌اش اینه، mizan_test_en_fa 'Whan that sweet Aprile with his schowers soote' isn't that the way it goes?; هرگاه آن آوریل شیرین با باران‌های بهاری‌اش آرام شود درست نمی‌گم؟ mizan_test_en_fa Martin followed the discussion closely, and while he was convinced that Olney was right, مارتین این بحث را مو به مو دنبال کرد و با آنکه به این نتیجه رسیده بود که حق با اولنی است، mizan_test_en_fa he resented the rather cavalier treatment he accorded Ruth. اما از رفتار شوالیه‌وار او با روت احساس تنفر می‌کرد. mizan_test_en_fa ; Olney paused for effect, then added, اولنی منتظر شد تا حرفش تأثیر لازم را بگذارد، mizan_test_en_fa ;And what they didn't tell us was that every gentleman should have studied Latin, آنگاه افزود چیزی که بهمون نگفتند این بود که هر آدم درست و حسابی باید زبان لاتین بخواند. mizan_test_en_fa I'll have nothing to do but keep track of the lawyers and business agents who will take care of the money my father's going to leave me.; منم کاری نخواهم داشت جز این که بیفتم دنبال حقوقدان‌ها و کارگزاران داد و ستد تا هوای پولی رو که پدرم برام به ارث می‌ذاره داشته باشم. mizan_test_en_fa He knows more now about the world, and life, and man's place, and all the rest, than Arthur, or Norman, or I, or you, too, for that matter, and in spite of all our Latin, and French, and Saxon, and culture.; همین الان اون بیشتر از من با آرتور یا نورمن یا حتی تو با همه‌ی دانشی که از لاتین فرانسه یا زبان ساکسون و فرهنگ داریم درباره‌ی دنیا زندگی مقام انسان‌ها و خیلی چیزهای دیگه می‌دونه. mizan_test_en_fa ; Olney looked at Ruth, and his expression was malicious ; اولنی به مارتین خیره شد و با بیانی بیمار گونه گفت، mizan_test_en_fa I suppose you'll be telling me next that you read Spencer on her recommendation only you didn't. گمون کنم حرف بعدیت اینه که بگی کتاب اسپنسرو هم به توصیه‌ی روت می‌خونی فقط همین کارو نکردی. mizan_test_en_fa It was about studies and lessons, dealing with the rudiments of knowledge, بحث بر سر مطالعه و درس و مبادی دانش می‌زد، mizan_test_en_fa and the schoolboyish tone of it conflicted with the big things that were stirring in him و لحن بچگانه‌ی آن با موضوعات بزرگی که او را از درون به حرکت درآورده بودند mizan_test_en_fa with the grip upon life that was even then crooking his fingers like eagle's talons, با چنگی که بر زندگی زده بودند و در همان لحظه انگشتانش را به‌سان چنگال عقاب کج کرده بودند، mizan_test_en_fa with the cosmic thrills that made him ache, and with the inchoate consciousness of mastery of it all. با رعشه‌های کیهانی که روحش را به درد می‌آوردند و با آگاهی بیدار شونده‌ای که در ذهنش بر این دانش‌اندوزی پیدا می‌کرد جور در نمی‌آمد. mizan_test_en_fa He likened himself to a poet, wrecked on the shores of a strange land, filled with power of beauty, خودش را به شاعری تشبیه کرد که کشتی‌اش در ساحل سرزمینی ناشناس شکسته است سرشار از قدرت و زیبایی است، mizan_test_en_fa stumbling and stammering and vainly trying to sing in the rough, barbaric tongue of his brethren in the new land. پایش می‌لغزد و زبانش لکنت دارد و بیهوده می‌کوشد به آهنگ خشن برادرانش در این سرزمین جدید آواز سر دهد. mizan_test_en_fa He was alive, painfully alive, to the great universal things, مارتین در میان موضوعات بزرگ جهانی زندگی می‌کرد، mizan_test_en_fa and yet he was compelled to potter and grope among schoolboy topics and debate whether or not he should study Latin. آن‌هم دردآور با این حال مجبور بود وقتش را بیهوده برای شنیدن بحث‌های بچگانه تلف کند و به بحث درباره‌ی خواندن یا نخواندن زبان لاتین بگذراند. mizan_test_en_fa And his next thought was that he had been phrasing his ideas very well, اندیشه‌ای که پس از این گفتگو به مغزش خطور کرد این بود که توانسته بود عقایدش را بسیار خوب به شکل عبارت درآورد، mizan_test_en_fa and he went to bed wondering why he could not talk in similar fashion when he was with Ruth. و بیان کند رفت توی رختخواب در حالی که تعجب می‌کرد چرا وقتی با روت حرف می‌زند نمی‌تواند به این خوبی حرف بزند. mizan_test_en_fa He spent long hours in the free reading room, ساعت‌های طولانی در کتابخانه‌های عمومی می‌نشست، mizan_test_en_fa going over what others had written, و هرآنچه را دیگران نوشته بودند مرور می‌کرد، mizan_test_en_fa studying their work eagerly and critically, comparing it with his own, نوشته‌های آن‌ها را مشتاقانه و با دید انتقادی مطالعه می‌کرد با نوشته‌ی خودش مقایسه می‌کرد، mizan_test_en_fa and wondering, wondering, about the secret trick they had discovered which enabled them to sell their work. و در شگفت می‌شد از این که نمی‌دانست آن‌ها چه راز پنهانی کشف کرده بودند که امکان فروختن اثرشان را برای‌شان فراهم آورده بود. mizan_test_en_fa Life was so strange and wonderful, filled with an immensity of problems, of dreams, and of heroic toils, زندگی سرشار از چیزهای شگفت و غریب و پر از مسایل گوناگون رؤیاها و کارهای قهرمانانه بود، mizan_test_en_fa and yet these stories dealt only with the commonplaces of life. اما این داستان‌ها فقط جنبه‌های پیش‌پا افتاده‌ی زندگی را می‌کاویدند. mizan_test_en_fa He wanted to glorify the leaders of forlorn hopes, the mad lovers, می‌خواست زندگی پیشتازان امیدهای واهی عاشقان دیوانه، mizan_test_en_fa the giants that fought under stress and strain, amid terror and tragedy, غول‌هایی را که درمیان انبوه فشارها و تنش‌ها در میان وحشت و تراژدی می‌جنگند، mizan_test_en_fa making life crackle with the strength of their endeavor. و زندگی را به نیروی تلاش خویش به ترق و تروق در می‌آورند بستاید. mizan_test_en_fa And not merely did he not know any writers, و نه فقط هیچ نویسنده‌ای را نمی‌شناخت، mizan_test_en_fa but he did not know anybody who had ever attempted to write. بلکه هیچ کسی را هم نمی‌شناخت که تا آن زمان کوششس در راه نویسنده شدن به خرج داده باشد. mizan_test_en_fa He folded them just so, put the proper stamps inside the long envelope along with the manuscript, کاغذها را مرتب تا می‌کرد تمبر به اندازه‌ی کافی در داخل پاکت حاوی دستنوشتش می‌گذاشت، mizan_test_en_fa sealed the envelope, put more stamps outside, and dropped it into the mail box. پاکت را می‌بست تمبر بیشتری روی پاکت می‌زد و به صندوق پست می‌انداخت. mizan_test_en_fa It travelled across the continent, and after a certain lapse of time the postman returned him the manuscript in another long envelope, on the outside of which were the stamps he had enclosed. پاکت سراسر قاره‌ی آمریکای شمالی را می‌پیمود و پس از مدت زمان معینی پستچی دستنوشتش را در پاکت بلندتری که تمبرهای ارسالی مارتین رویش چسبانده شده بودند پس می‌آورد. mizan_test_en_fa but a mere cunning arrangement of cogs that changed the manuscript from one envelope to another and stuck on the stamps. بلکه اینان چرخ دنده‌هایی بودند که زیر کانه در کنار هم قرار گرفته بودند و کارشان این بود که دستنوشت را از این پاکت به پاکت دیگر منتقل کنند و تمبرها را روی آن بچسبانند. mizan_test_en_fa It was like the slot machines wherein one dropped pennies, این کار را به دستگاه‌های سکه‌ای تشبیه می‌کرد که تویش پول خرد می‌اندازند، mizan_test_en_fa and, with a metallic whirl of machinery had delivered to him a stick of chewing gum or a tablet of chocolate. و پس از یک دور چرخش دستگاه‌های داخل ماشین یک بسته آدامس یا شکلات می‌گیرند. mizan_test_en_fa These slips were printed in stereotyped forms and he had received hundreds of them این ورقه‌ها را به تقلید از همدیگر چاپ کرده بودند و صدها نمونه‌اش را برای مارتین فرستاده بودند mizan_test_en_fa as many as a dozen or more on each of his earlier manuscripts. گاهی همراه هریک دستنوشت‌های سابقش ده تا از این‌ها به دستش می‌رسید. mizan_test_en_fa And he could conclude only that there were no warm human men at the other end, only mere cogs, و تنها نتیجه‌ای که مارتین می‌گرفت این بود که در آن‌سو در میان سر دبیران هیچ موجود انسان‌صفتی وجود ندارد بلکه اینان چرخ دنده‌هایی هستند، mizan_test_en_fa well oiled and running beautifully in the machine. که خوب روغن کاری شده‌اند و به آسانی در داخل ماشین کار می‌کنند. mizan_test_en_fa Each week his board bill brought him nearer destruction, صورتحساب کرایه‌خانه هر هفته او را به ورشکستگی و نابودی نزدیک‌تر می‌کرد، mizan_test_en_fa while the postage on forty manuscripts bled him almost as severely. و تأمین هزینه‌ی پستی چهل دستنوشت نیز توان مالی‌اش را به هیچ رسانده بود. mizan_test_en_fa At first she had tolerated with sisterly fondness what she conceived to be his foolishness; در آغاز گرترود آنچه را که حماقت مارتین می‌نامید با مهربانی خواهرانه‌ای تحمل کرده بود، mizan_test_en_fa but now, out of sisterly solicitude, she grew anxious. اما در این روزها به دلیل علاقه‌ی خواهرانه‌اش سخت نگران شده بود. mizan_test_en_fa She had wanted him to devote himself to study, او از مارتین خواسته بود که وقتش را صرف مطالعه کند، mizan_test_en_fa and, though she had not openly disapproved of his writing, she had never approved. و با آنکه آشکارا با نویسنده شدنش مخالفت نکرده بود تأییدی هم از زبانش به گوش مارتین نرسیده بود. mizan_test_en_fa She would not hand him a stereotyped rejection slip, او دیگر یک ورقه‌ی عدم پذیرش تایپ شده به دستش نخواهد داد، mizan_test_en_fa nor would she inform him that lack of preference for his work did not necessarily imply lack of merit in his work. و به اطلاعش نخواهد رساند که در اولویت قرار نگرفتن اثرش به معنای عدم شایستگی او و بی‌ارزشش کارش نیست. mizan_test_en_fa She would talk, a warm human being, in her quick, bright way, او که انسانی خون گرم و مهربان است با زبان تند و آزادش با مارتین سخن خواهد گفت، mizan_test_en_fa and, most important of all, she would catch glimpses of the real Martin Eden. و مهم‌تر از همه این که با جنبه‌هایی از شخصیت واقعی مارتین آشنا خواهد شد. mizan_test_en_fa It was the second time he had been out with her alone, and as they rode along through the balmy warmth, دومین بار بود که مارتین و روت دوتایی با هم بیرون می‌رفتند و همچنان که در گرمایی عطرآگین پیش می‌رفتند، mizan_test_en_fa just chilled by she sea breeze to refreshing coolness, که تازه نسیم دریا به سویش وزیدن گرفته بود و خنکایی نشاط‌بخش با خود می‌آورد، mizan_test_en_fa he was profoundly impressed by the fact that it was a very beautiful and well ordered world and that it was good to be alive and to love. مارتین شدیدا از درون به وجد آمده بود و احساس می‌کرد دنیا چقدر زیبا و آراسته است و چه خوب است آدمی همواره زنده باشد و عشق بورزد. mizan_test_en_fa ;It quickened with ambition under the dreary downpour of last winter, سال گذشته در زیر برف و باران دلتنگ کننده آرزومندانه زنده شد، mizan_test_en_fa fought the violent early spring, flowered, and lured the insects and the bees, scattered its seeds, با بهار زوددرس و توفنده پیکار کرد گل داد و حشرات و زنبوران را به دام انداخت بذرافشانی کرد، mizan_test_en_fa squared itself with its duty and the world, and ; حسابش را با وظیفه‌اش و جهان پیرامونش تصفیه کرد و. mizan_test_en_fa ;But it seems to me you lose sight of beauty by being so practical, اما به نظر می‌رسد که هر وقت این طور جدی به قضایا نگاه کنی نمی‌توانی زیبایی‌ها را ببینی، mizan_test_en_fa that you destroy beauty like the boys who catch butterflies and rub the down off their beautiful wings.; زیبایی را مثل پسربچه‌هایی که پروانه‌ها را صید می‌کنند و پرهای زیباشان را می‌کنند نابود می‌کنی. mizan_test_en_fa This grass is more beautiful to me now that I know why it is grass, حالا که می‌دانم این علف چگونه علف شده است، mizan_test_en_fa and all the hidden chemistry of sun and rain and earth that makes it become grass. و با تمام فعل و انفعال‌های پنهانی خورشید و باران و زمین که باعث شدن این گیاه می‌شوند آشنا شده‌ام در چشم‌هایم زیباتر می‌نماید. mizan_test_en_fa It is a great task to transmute feeling and sensation into speech, written or spoken, that will, in turn, in him who reads or listens, تبدیل اندیشه و احساس به کلام اعم از نوشتاری و گفتاری به طوری که در کسی که آن را می‌خواند یا می‌شنود، mizan_test_en_fa transmute itself back into the selfsame feeling and sensation. به همان اندیشه و احساس تبدیل شود کاری بس دشوار است. mizan_test_en_fa I know song and laughter, and success and pain, and struggle and death; , با آواز و خنده پیروزی و درد مبارزه و مرگ آشنایم، mizan_test_en_fa and I see visions that arise in my brain somehow out of the scent of the grass, و چشم‌اندازهایی را در درون خویش می‌بینم که به طریقی در اثر رایحه‌ی خوش علف در مغزم زنده می‌شوند. mizan_test_en_fa I am sure, and there is no reason why you should not succeed at anything you set your hand to, اطمینان دارم و دلیلی نمی‌بینم که به هر کاری که دست می‌زنی نتوانی با موفقیت به پایانش برسانی، mizan_test_en_fa just as you have succeeded with grammar. همچنان که دیتور زبان را با موفقیت یاد گرفتی mizan_test_en_fa He listened eagerly, with receptive ears, lying on his back, مارتین مشتاقانه با گوش‌هایی پذیرا به پشت دراز کشیده بود به گفته‌های روت گوش می‌داد، mizan_test_en_fa and looking up and joying in each movement of her lips as she talked. و همچنان که او به سخنانش ادامه می‌داد گاه نگاهی به بالا می‌انداخت و از دیدن تک‌تک حرکات لب‌های روت لذت می‌برد. mizan_test_en_fa There was nothing alluring in the pictures she drew, در تصویری که روت ترسیم کرده بود هیچ چیز گیرایی به چشم نمی‌خورد، mizan_test_en_fa and he was aware of a dull pain of disappointment and of a sharper ache of love for her. و مارتین از وجود درد گنگ ناامیدی و درد سوزان عشق به او آگاه بود. mizan_test_en_fa In all she said there was no mention of his writing, در تمامی سخنان روت کوچکترین اشاره‌ای به نوشته‌های مارتین نشده بود، mizan_test_en_fa and the manuscripts he had brought to read lay neglected on the ground. و دستنوشت‌هایی که برای خواندن آورده بود از یاد رفته و همچنان بر زمین مانده بودند. mizan_test_en_fa At last, in a pause, he glanced at the sun, سرانجام مارتین پس از لحظه‌ای درنگ نگاهی به خورشید افکند، mizan_test_en_fa measured its height above the horizon, and suggested his manuscripts by picking them up. ارتفاعش را از بالای افق حدس زد و با برداشتن دستنوشت‌هایش روت را متوجه موضوع کرد. mizan_test_en_fa All the old fire and passion with which he had written it were reborn in him, تمامی آن آتش و شوری که هنگام نوشتنش وجود مارتین را در کام خود فرو برده بود از نور در وجودش شعله‌ور شد، mizan_test_en_fa and he was swayed and swept away so that he was blind and deaf to the faults of it. و او را چنان به سوی خود کشید و با خود برد که چشم و گوشش قدرت دیدن و شنیدن معایب داستان را از دست دادند. mizan_test_en_fa Her trained ear detected the weaknesses and exaggerations, the overemphasis of the tyro, گوش پرورش یافته‌ی او نقاط ضعف و اغراق و تأکیدهای اضافی این مبتدی را ردیابی می‌کرد، mizan_test_en_fa and she was instantly aware each time the sentence rhythm tripped and faltered. و هر بار که آهنگ جمله‌هایش سکته یا لکنتی پیدا می‌کرد او در همان دم متوجه می‌شد. mizan_test_en_fa She scarcely noted the rhythm otherwise, روت کمتر متوجه آهنگ دیگری در جمله‌های مارتین شد، mizan_test_en_fa except when it became too pompous, at which moments she was disagreeably impressed with its amateurishness. به‌جز چند مورد که خیلی پر آب و تاب شدند و روت به طرز ناخوشایندی تحت تأثیر تفننی بودن داستان قرار گرفت. mizan_test_en_fa he had seen with his own eyes, grappled with his own brain, با چشم‌هایش دیده بود با مغزش به آن چنگ زده بود، mizan_test_en_fa and placed there on the page with his own hands in printed words. و با دست‌هایش روی کاغذ به صورت واژه‌های ماشین شده نقش کرده بود با او شریک شود. mizan_test_en_fa He concealed his disappointment, نومیدی‌اش را پنهان کرد، mizan_test_en_fa and joined so easily with her in her criticism that she did not realize that deep down in him was running a strong undercurrent of disagreement. چنان آسان به انتقاد روت تن داد که او متوجه نشد در ژرفای وجود مارتین یک جریان نیرومند مخالف به حرکت درآمده است. mizan_test_en_fa He was smiling to himself as he looked up into her virginal face, so innocent, از درون به خودش می‌خندید و در همان حال به چهره‌ی دخترانه‌ی روت می‌نگریست، mizan_test_en_fa so penetratingly innocent, that its purity seemed always to enter into him, چهره‌ای معصوم با معصومیتی چنان نافذ که گمان می‌کرد پاکیزگی‌اش دم به دم به درون او رخنه می‌کند، mizan_test_en_fa driving out of him all dross and bathing him in some ethereal effulgence that was as cool and soft and velvety as starshine. و تمام تفاله‌های درونی‌اش را بیرون می‌کشد او را در نوعی تابش اثیری که همچون نور ستارگان سرد و نرم و مخمل گونه بود شستشو می‌دهد. mizan_test_en_fa But he knew life, its foulness as well as its fairness, its greatness in spite of the slime that infested it, اما مارتین زندگی درستی و نادرستی آن و عظمتش را علی‌رغم لجنی که از هر سو بر آن پاشیده می‌شد می‌شناخت، mizan_test_en_fa and by God he was going to have his say on it to the world. و خدایا! چیزی نمانده بود که این آگاهی‌اش را به گوش جهانیان برساند. mizan_test_en_fa To see moral grandeur rising out of cesspools of iniquity; دیدن عظمت اخلاقی در حالی که از منجلاب‌های شرارت سر بر می‌آورد، mizan_test_en_fa to rise himself and first glimpse beauty, faint and far, through mud dripping eyes; برخاستن و زیبایی نامشخص و پرت را از پس چشم‌های لجن گرفته، mizan_test_en_fa to see out of weakness, and frailty, and viciousness, and all abysmal brutishness, arising strength, and truth, and high spiritual endowment دیدن قدرت نوخاسته و حقیقت و تلاش والای معنوی با وجود ضعف و سستی اخلاقی و شرارت و تمام جانور خوبی‌های وصف‌ناپذیر mizan_test_en_fa He was impelled to suggest ; مارتین مجبور شد پیشنهاد کند، mizan_test_en_fa Locksley Hall,; and would have done so, had not his vision gripped him again and left him staring at her, the female of his kind, who, out of the primordial ferment, لاکسلی هال چیزی نمانده بود که همین را به زبان آورد اما دوباره گرفتار منظره‌بینی و مبهوت‌نگری به روت به نوع مؤنث خود شد، mizan_test_en_fa creeping and crawling up the vast ladder of life for a thousand thousand centuries, had emerged on the topmost rung, نوعی که در اثر هیجان بدوی که از هزاران هزار سده‌ی پیش تاکنون در وجودش خزیده و سینه‌خیز از نردبان پهناور زندگی بالا آمده بود، mizan_test_en_fa She sat without movement, her eyes steadfast upon him, روت از جایش نمی‌جنبید با چشم‌هایش به مارتین زل زده بود، mizan_test_en_fa scarcely breathing, caught up and out of herself, he thought, by the witchery of the thing he had created. گویی اصلا نفسش در نمی‌آمد و او خیال می‌کرد با جادوی آن چیزی که آفریده است روح روت را تسخیر کرده و از جمسش در آورده است. mizan_test_en_fa it was the apotheosis of adventure در این‌جا ماجراجویی پرشکوه آفریده بود mizan_test_en_fa not of the adventure of the storybooks, نه از آن‌گونه ماجراهایی که در کتاب‌های داستان به توصیف درآمده، mizan_test_en_fa but of real adventure, the savage taskmaster, awful of punishment and awful of reward, بلکه ماجراجویی واقعی همچون کارفرمایی وحشی سخت تنبیه کننده و سخت پاداش‌دهنده، mizan_test_en_fa faithless and whimsical, demanding terrible patience and heartbreaking days and nights of toil, بی‌ایمان و هوسباز خواستار صبری طاقت‌فرسا و کار نفس گیر شبانه‌روزی، mizan_test_en_fa offering the blazing sunlight glory or dark death at the end of thirst and famine, بخشنده‌ی افتخار هاله گون از نور خورشید یا مرگ سیاه در پایان تشنگی و قحطی، mizan_test_en_fa or of the long drag and monstrous delirium of rotting fever, through blood and sweat , یا کار طولانی و هذیان هیولاوار ناشی از تبی گذرنده که از میان خون و عرق جبین، mizan_test_en_fa and stinging insects leading up by long chains of petty and ignoble contacts to royal culminations and lordly achievements. و نیش حشرات موذی می‌گذرد و از طریق زنجیره‌های طولانی تماس‌های کوچک و پست به عرش اعلا و دستاوردهای خدا گونه می‌رسد. mizan_test_en_fa It was this, all of it, and more, that he had put into his story, and it was this, he believed, that warmed her as she sat and listened. آنچه در داستانش گنجانیده بود این همه‌ی این و بیش از این بود روت را همچنان که نشسته و گوش جان به‌آن داده بود از درون گرمی بخشید. mizan_test_en_fa Her eyes were wide, color was in her pale cheeks, چشم‌هایش از هم گشوده شدند گونه‌های بی‌رنگش سرخ شدند، mizan_test_en_fa and before he finished it seemed to him that she was almost panting. و پیش از آنکه مارتین داستان را به پایان برساند احساس کرد که روت به نفس نفس افتاده است. mizan_test_en_fa The paradox of it was that it was the story itself that was freighted with his power, تناقض شگفتی آور موضوع در اینجا بود که بخشی از قدرت مارتین همچون باری بر داستان افزوده شده بود، mizan_test_en_fa that was the channel, for the time being, through which his strength poured out to her. و در آن لحظه داستان همچون مجرایی بود که قدرت مارتین از طریقتش به سوی روت سرازیر می‌شد. mizan_test_en_fa She was aware only of the strength, and not of the medium, روت فقط متوجه قدرت بود و به وسیله‌ی انتقال قدرت نمی‌اندیشید، mizan_test_en_fa and when she seemed most carried away by what he had written, و وقتی به‌نظر رسید که همراه آنچه مارتین نوشته بود، mizan_test_en_fa in reality she had been carried away by something quite foreign to it تا دوردست‌ها کشانده شده است در واقع در امواج چیزی کاملا ناشناخته فرو رفته بود mizan_test_en_fa by a thought, terrible and perilous, that had formed itself unsummoned in her brain. با فکری وحشت‌آور و مخاطره‌آمیز که ناخواسته در مغزش شکل گرفته بود. mizan_test_en_fa She had caught herself wondering what marriage was like, روت در کلاف اندیشه‌ی ماهیت و چگونگی ازدواج گیر کرده بود، mizan_test_en_fa and the becoming conscious of the waywardness and ardor of the thought had terrified her. و وقتی به خیره‌سری و پایداری این فکر پی برد وحشت سراپای وجودش را فرا گرفت. mizan_test_en_fa She had never been tormented by womanhood, and she had lived in a dreamland of Tennysonian poesy, هرگز رنج زنانگی به ستوهش نیاورده بود و همواره در سرزمین رؤیایی اشعار تنیسن به سر برده بود، mizan_test_en_fa dense even to the full significance of that delicate master's delicate allusions to the grossnesses that intrude upon the relations of queens and knights. که حتی به معنای اشارات ظریف آن استاد ظریف‌پرداز به درشتی‌هایی که بر روابط میان ملکه‌ها و شوالیه‌ها یورش می‌آوردند پر هیاهو می‌نمود. mizan_test_en_fa Mentally she was in a panic to shoot the bolts and drop the bars into place, از لحاظ ذهنی روت می‌خواست درها را ببندد و قفل و کلون‌ها را بیندازد، mizan_test_en_fa while wanton instincts urged her to throw wide her portals and bid the deliciously strange visitor to enter in. اما در همان حال غرایزش او را وسوسه می‌کردند که در بگشاید و به این مهمان بیگانه‌ی دوست داشتنی اجازه‌ی ورود دهد. mizan_test_en_fa but there was something more than mere beauty in it, اما چیزی بیش از زیبایی صرف در آن وجود داشت، mizan_test_en_fa something more stingingly splendid which had made beauty its handmaiden. چیزی که به طرز گزنده‌تری باشکوه بود و زیبایی را به خدمت خویش در آورده بود. mizan_test_en_fa He heard her voice as from far off, صدای روت به گوش مارتین چنان بود که گویی از نقطه‌ای بس دور می‌آمد، mizan_test_en_fa for he was debating whether he would read her the ;Sea Lyrics. چون داشت با خودش یکی به دو می‌کرد که شعر غزل‌های دریایی را برایش بخواند یا نه. mizan_test_en_fa He lay in dull despair, while she watched him searchingly, یأسی تیره‌گون بر روح مارتین سایه افکند و در حالی که روت با چشمانی جستجو‌گر به او می‌نگریست، mizan_test_en_fa pondering again upon unsummoned and wayward thoughts of marriage. دوباره اندیشه‌ی ناخوانده و خیره‌سر ازدواج به مغزش چنگ زد. mizan_test_en_fa But she was too busy in her mind, carving out a career for him that would at least be possible, اما ذهن روت به قدری مشغول بود و با مسأله‌ی پیدا کردن شغلی برای مارتین که سرانجام امکان‌پذیر هم باشد کلنجار می‌رفت، mizan_test_en_fa to ask what the ultimate something was which he had hinted at. که یادش رفت بپرسد آن چیز نهایی که مارتین به آن اشاره کرده بود چیست. mizan_test_en_fa ;I will be perfectly frank,; she promised, with an uneasy conviction that she had not been frank with him and with a doubt if she could be quite frank with him the next time. روت با اعتقاد آزاردهنده‌ای به این که در گذشته با مارتین صراحت نداشته است و با تردید به این که دفعه‌ی بعد هم بتواند صراحت کاملی داشته باشد قول داد کاملا صراحت خواهم داشت. mizan_test_en_fa but looked about the mean little room and let his eyes dwell sadly upon a heap of returned manuscripts, بلکه به دور و بر اتاق کوچک و فقیرانه‌اش نگاه کرد و چشم‌هایش را غمگینانه بر کپه‌ای از دستنوشت‌های بازگشت داده شده دوخت، mizan_test_en_fa still in their long envelopes, which lay in a corner on the floor. که همچنان درون پاکت‌های بزرگ در گوشه‌ای از اتاق گرد و خاک می‌خوردند. mizan_test_en_fa He was a month's rent behind on the typewriter, کرایه‌ی ماشین تحریر یک ماه عقب افتاده بود، mizan_test_en_fa which he could not pay, چون قادر به پرداختش نبود، mizan_test_en_fa having barely enough for the week's board which was due and for the employment office fees. و پولش به‌زور برای دادن اجاره‌ی این هفته‌ی اتاقش که موعدش رسیده بود و دادن حق عضویت در اداره‌ی کاریابی کفایت می‌کرد. mizan_test_en_fa It reminded him of his first fight, when he was six years old, این حالت او را به یاد نخستین دعوایش انداخت زمانی که شش ساله بود، mizan_test_en_fa when he punched away with the tears running down his cheeks while the other boy, two years his elder, و پس از پایان دعوا در حالی که اشک بر گونه‌هایش می‌غلتید زمین می‌خورد و آن پسر دیگر که دوسال از او بزرگ‌تر بود، mizan_test_en_fa had beaten and pounded him into exhaustion. چنان او را زد و کوبید که دیگر نایی برایش نماند. mizan_test_en_fa He saw the ring of boys, howling like barbarians as he went down at last, writhing in the throes of nausea, حلقه‌ی پسرها را دید و در لحظاتی که سرانجام زمین می‌خورد آن‌ها مانند بربرها جیغ و داد می‌کردند و او از حالت استفراغ به خود می‌پیچید. mizan_test_en_fa as he watched he saw it dissolve and reshape into the series of fights which had followed. و همچنان که به‌میز نگاه می‌کرد متوجه شد که یواش یواش محو می‌شود و از نو به شکل یک سلسله دعواهای پس از آن در می‌آید. mizan_test_en_fa there was another fight that was indeterminate, سرانجام با هم دعوا کردند اما مجبور شدند نیمه کاره‌اش بگذارند، mizan_test_en_fa because at quarter to four the door of the press room was thrown open and the gang of boys crowded in to fold their papers. چون در ساعت یک‌ربع به چهار درهای چاپخانه‌ی روزنامه باز شد و دسته پسرها هریک برای تا کردن روزنامه‌ی سهمیه‌شان ریختند توی چایخانه. mizan_test_en_fa ;I'll lick you to morrow,; he heard Cheese Face promise; مارتین شنید که صورت پنیری می‌گفت فردا می‌زنمت، mizan_test_en_fa and he heard his own voice, piping and trembling with unshed tears, agreeing to be there on the morrow. و صدای خودش را نیز شنید که سوت‌زنان و لرزان از پس اشک‌های ناریخته قبول می‌کند که فردا در آن‌جا حاضر شود. mizan_test_en_fa And he had come there the next day, hurrying from school to be there first, روز بعد در همان‌جا حاضر شد از مدرسه که در آمد خودش را دوان دوان به‌آنجا رساند، mizan_test_en_fa and beating Cheese Face by two minutes. و صورت پنیری را ظرف دو دقیقه شکست داد. mizan_test_en_fa The other boys said he was all right, and gave him advice, بقیه‌ی پسرها گفتند حق با او بوده است راهنمایی‌اش کردند، mizan_test_en_fa pointing out his faults as a scrapper and promising him victory if he carried out their instructions. خطاهایی را که هنگام دعوا از او سر زده بود گوشزد کردند و گفتند اگر به راهنمایی‌های آن‌ها گوش دهد دفعه‌ی بعد هم پیروز خواهد شد. mizan_test_en_fa His forearms were black and blue from wrist to elbow, دست‌هایش از مچ تا آرنج کبود و سیاه شده بودند، mizan_test_en_fa what of the countless blows he had warded off, and here and there the tortured flesh was beginning to fester. آن‌هم بیشتر در اثر ضربه‌های بی‌شمار مشت‌های صورت پنیری و بعضی از کبودی‌ها کم‌کم چرکین می‌شدند. mizan_test_en_fa And so he dragged himself to the Enquirer alley, sick in body and soul, مارتین خودش را با چنین حالی کشان‌کشان به کوچه‌ی روزنامه‌ی اینکوایرر می‌رساند با روح و جسمی خسته و بیمار، mizan_test_en_fa but learning the long patience, to confront his eternal enemy, اما در همان حال صبر طولانی برای شکست دشمن همیشگی‌اش صورت پنیری را می‌آموخت، mizan_test_en_fa Cheese Face, who was just as sick as he صورت پنیری هم به اندازه‌ی او خسته و بیمار بود، mizan_test_en_fa , and just a bit willing to quit if it were not for the gang of newsboys that looked on and made pride painful and necessary. و آنچه جلو تسلیم شدنش را می‌گرفت تشویق پسرهای روزنامه فروش بود که به تماشایش می‌ایستادند و پیروزی را به غروری دردآور و ضروری تبدیل می‌کردند. mizan_test_en_fa One afternoon, after twenty minutes of desperate efforts to annihilate each other according to set rules that did not permit kicking, یک روز بعد از ظهر پس از بیست دقیقه تلاش مأیوسانه برای از میدان به در کردن یک‌دیگر بر طبق مقررات ناشی که لگدزدن و هر ضربه‌ی دیگر به پایین‌تر از کمر را مجاز نمی‌داشت mizan_test_en_fa striking below the belt, nor hitting when one was down, حتی قرار نبود وقتی کسی زمین خورده بود ضربه‌ای به او زده شود mizan_test_en_fa Cheese Face, panting for breath and reeling, offered to call it quits. صورت پنیری که از نفس افتاده بود و تلوتلو می‌خورد از بچه‌ها خواست تا نتیجه‌ی دعوا را مساوی اعلام کنند، mizan_test_en_fa when he tottered toward Cheese Face, همچون مست‌ها با سر و دست آویزان به طرف صورت پنیری رفت، mizan_test_en_fa spitting out a mouthful of blood so that he could speak, خونی را که در دهان داشت به بیرون تف کرد تا بتواند حرف بزند، mizan_test_en_fa crying out that he would never quit, آنگاه فریاد برآورد که هرگز از پای نخواهد افتاد، mizan_test_en_fa though Cheese Face could give in if he wanted to. اما صورت پنیری حاضر بود چنان‌چه او مایل باشد دست از دعوا بکشد. mizan_test_en_fa When he put up his arms, each day, to begin, they pained exquisitely, and the first few blows, struck and received, racked his soul; وقتی در آغاز دعوا دو دستش را بلند می‌کرد شدیدا به درد می‌آمدند و نخستین ضربه‌هایی که می‌زد و می‌خورد روحش را تکان می‌داد، mizan_test_en_fa after that things grew numb, and he fought on blindly, پس از آن بدنش کم‌کم بی‌حس می‌شد پیکار را مانند آدمی نابینا ادامه می‌داد، mizan_test_en_fa seeing as in a dream, dancing and wavering, the large features and burning, animal like eyes of Cheese Face. و چنانکه گویی به خواب رفته است می‌رقصید و می‌افتاد و بر می‌خاست خطوط برجسته‌ی صورت و چشم‌های سوزان و جانور گونه‌ی صورت پنیری را در برابرش می‌دید. mizan_test_en_fa There was nothing else in the world but that face, در دنیا چیزی جز آن چهره وجود نداشت، mizan_test_en_fa and he would never know rest, blessed rest, until he had beaten that face into a pulp with his bleeding knuckles, و او هرگز چیزی به نام استراحت استراحت مطلوب و دلچسب نمی‌شناخت مگر آنکه می‌توانست آن چهره را با مشت خون‌آلودش له و لورده کند، mizan_test_en_fa or until the bleeding knuckles that somehow belonged to that face had beaten him into a pulp. یا مشت خون‌آلودی که به آن چهره تعلق داشت می‌توانست صورت او را له و لورده کند. mizan_test_en_fa ;I'll meet you outside, after the last act,; Martin whispered, مارتین یواشکی گفت بعد از آخرین پرده بیرون می‌بینمت، mizan_test_en_fa the while his face showed undivided interest in the buck and wing dancing on the stage. و در همان حال با تمام وجودش محو تماشای محو تماشای رقص تند باک اند وینگ در روی صحنه شد. mizan_test_en_fa Between the acts he mustered his following در فاصله‌ی پرده‌ها مارتین نوچه‌های خودش را جمع کرد mizan_test_en_fa three fellows he knew from the nail works, سه نفر که از کارخانه‌ی میخ‌سازی می‌شناخت، mizan_test_en_fa a railroad fireman, and half a dozen of the Boo Gang, یک آتش نشان راه‌آهن پنج شش نفر از دسته‌ی هیولا، mizan_test_en_fa along with as many more from the dread Eighteen and Market Gang. و ده دوازده نفر از دسته‌ی خیابان هیجدهم و بازار. mizan_test_en_fa Martin watched himself go into the centre, facing Cheese Face, and he heard himself say, مارتین خودش را دید که به طرف وسط پل رفت روبه‌روی صورت پنیری ایستاد و صدایش را شنید، mizan_test_en_fa as he held up his hand warningly: ;They ain't no hand shakin' in this. که همزمان با بلند کردن دستش گفت این دفعه دیگه آشتی تو کارمون نیست. mizan_test_en_fa They sank lower and lower into the muddy abyss, آن‌ها در ورطه‌ی لجن‌زار پایین‌تر و پایین‌تر رفتند، mizan_test_en_fa back into the dregs of the raw beginnings of life, تا به نخستین رسوب‌های خام حیات رسیدند، mizan_test_en_fa striving blindly and chemically, as atoms strive, as the star dust if the heavens strives, colliding, recoiling, and colliding again and eternally again. و کور کورانه و به شکلی شیمیایی همچون غبار اختران آسمانی و تلاطم اتم‌ها دست و پا می‌زدند به هم اصابت می‌کردند در هم می‌پیچیدند و دوباره تا بی‌نهایت به هم می‌خوردند. mizan_test_en_fa then the present was blotted out of his consciousness and the ghosts of the past possessed him, آنگاه زمان حال از ذهنش محو شد و اشباح زمان گذشته تسخیرش کردند، mizan_test_en_fa and he was Martin Eden, just returned from sea and fighting Cheese Face on the Eighth Street Bridge. و او دوباره مارتین ایدنی شد که تازه از دریا بازگشته بود و روی پل خیابان هشتم با صورت پنیری دعوا می‌کرد. mizan_test_en_fa Then he followed up a feint, right and left, was fiercely countered, آنگاه حرفش را با حرکتی فریب‌آمیز به چپ و راست توأم کرد ناگاه مارتین با ضربه‌ای سخت مواجه شد، mizan_test_en_fa and felt his cheek laid open to the bone. و احساس کرد که گوشت صورتش چاک خورده و بریدگی به استخوان رسیده است. mizan_test_en_fa He watched and waited, until he feigned a wild rush, تماشا می‌کرد و منتظر بود تا آنکه او به حمله‌ی وحشیانه دیگری تظاهر کند، mizan_test_en_fa which he stopped midway, for he had seen the glint of metal. اما در نیمه راه متوقف شد چون مارتین برق فلز را دیده بود. mizan_test_en_fa They fought on, through exhaustion and beyond, to exhaustion immeasurable and inconceivable, آن دو به جنگ‌شان ادامه دادند وامانده شدند از آن هم فراتر رفتند به طوری که خستگی و کوفتگی‌شان در تصور نمی‌گنجید، mizan_test_en_fa until the crowd of brutes, its blood lust sated, terrified by what it saw, begged them impartially to cease. تا آنکه غوغای وحش پس از سیراب کردن شهوت خونخواری‌اش و به وحشت افتادن از آنچه دیده بود بی‌طرفانه از آن دو خواست که دعوا را متوقف کنند. mizan_test_en_fa Cheese Face, ready to drop and die, or to stay on his legs and die, صورت پنیری که آماده رفتن و مردن بود و به هیولایی ترسناک تبدیل شده بود، mizan_test_en_fa a grisly monster out of whose features all likeness to Cheese Face had been beaten, wavered and hesitated; که هیچ شباهتی به صورت پنیری نداشت دستی تکان داد و درنگ کرد، mizan_test_en_fa but Martin sprang in and smashed him again and again. اما مارتین از جا پرید و او را کوبید و کوبید. mizan_test_en_fa Next, after a seeming century or so, with Cheese Face weakening fast, آنگاه به دنبال وقفه‌ای که به نظر آن‌ها بیش از یک قرن و اندی به درازا کشید در حالی که صورت پنیری شدیدا رو به ضعف نهاده بود، mizan_test_en_fa in a mix up of blows there was a loud snap, and Martin's right arm dropped to his side. و در گرماگرم ضربه‌هایی که به دو طرف می‌خورد ناگهان صدای ترقی به گوشش رسید و بازوی راست مارتین از پهلویش آویزان شد. mizan_test_en_fa Dazed by the rapid succession of blows, Martin warned them back with vile and earnest curses sobbed out , مارتین که سرش در اثر ضربات متوالی حریف گیج می‌رفت آن‌ها را با فحش‌های رکیک و جدی دور کرد، mizan_test_en_fa and groaned in ultimate desolation and despair. و با آخرین درجه‌ی پریشانی و نومیدی نفس نفس می‌کشید و می‌نالید. mizan_test_en_fa He punched on, with his left hand only, این بار مارتین فقط با دست چپش به حمله ادامه داد، mizan_test_en_fa and as he punched, doggedly, only half conscious, و همچنان که حریف را سرسختانه زیر ضربات گرفته بود و نیمه هوشیار به نظر می‌رسید، mizan_test_en_fa as from a remote distance he heard murmurs of fear in the gangs, and one who said with shaking voice: ;This ain't a scrap, fellows. صدای خفیف من‌من‌های حاکی از ترس دو دسته را شنید و یکی از بچه‌ها با صدایی لرزان گفت بر و بچه‌ها این که دعوا نیس! mizan_test_en_fa he was glad, punching on wearily and endlessly with his one arm, مارتین از این لحاظ خوشحال شد و همچنان با حالتی وامانده و پیوسته با یک مشتش، mizan_test_en_fa battering away at a bloody something before him that was not a face, به چیز خونین متحرکی که در برابرش بود و تشابهی به چهره‌ی آدمی نداشت mizan_test_en_fa but a horror, an oscillating, hideous, gibbering, nameless thing that persisted before his wavering vision and would not go away. بلکه چیزی هولناک لرزان و مهیب با زبانی دست و پا شکسته چیزی بی‌نام بود که در برابر چشم‌های دو دو زن او ایستادگی می‌کرد و کنار نمی‌رفت می‌کوبید. mizan_test_en_fa And he punched on and on, slower and slower, as the last shreds of vitality oozed from him, مارتین همچنان مشت می‌زد و مشت‌هایش همزمان با بیرون رفتن آخرین ذرات رمق از وجودش آرام‌تر و آرام‌تر می‌شدند، mizan_test_en_fa through centuries and aeons and enormous lapses of time, until, in a dim way, و هر فاصله‌ای که میان ضرباتش می‌افتاد به نظرش صدها و هزاران سال می‌رسید، mizan_test_en_fa he became aware that the nameless thing was sinking, تا آنکه به طرز گنگی متوجه شد که چیز بی‌نام در برابرش به زمین سقوط می‌کند، mizan_test_en_fa slowly sinking down to the rough board planking of the bridge. آرام فرود می‌آید و از تخته‌بندی کنار پل می‌سرد و نقش زمین می‌شود. mizan_test_en_fa And the next moment he was standing over it, لحظه‌ای بعد مارتین روی آن چیز بی‌نام ایستاد، mizan_test_en_fa staggering and swaying on shaky legs, clutching at the air for support, اما نمی‌توانست روی پاهای لرزانش بند شود به هوا چنگ می‌زد تا دستش را به جایی بیاویزد، mizan_test_en_fa and saying in a voice he did not recognize: ;D'ye want any more? با صدایی که برای خودش نیز قابل فهم نبود گفت بازم دلت می‌خواد؟ mizan_test_en_fa He was still saying it, over and over, demanding, entreating, threatening, to know if it wanted any more, این جمله را بی‌وقفه تکرار می‌کرد التماس می‌کرد درخواست می‌کرد تهدید می‌کرد تا بفهمد آن چیز بی‌نام باز هم نیازی به ضربات مشت او دارد یا نه، mizan_test_en_fa when he felt the fellows of his gang laying hands on him, patting him on the back and trying to put his coat on him. تا آنکه احساس کرد نوچه‌هایش دست‌شان را به پشتش می‌کشند و می‌کوشند کتش را بپوشانند. mizan_test_en_fa Then, like one from the dead, آنگاه همچون کسی که از میان مردگان بازگشته باشد، mizan_test_en_fa he sprang upright, eyes flaming, sweat pouring down his face, shouting: همچون فنر به‌روی دو پا جهید و در حالی که چشم‌هایش خونین شده بودند و عرق از چهره‌اش می‌ریخت فریاد برآورد، mizan_test_en_fa ;I licked you, Cheese Face! شکستت دادم صورت پنیری! mizan_test_en_fa he was aware of the present, of the books he had opened and the universe he had won from their pages, و از کتاب‌هایی که باز کرده بود و از جهانی که از لابه‌لای صفحات آن‌ها شناخته بود، mizan_test_en_fa of his dreams and ambitions, and of his love for a pale wraith of a girl, sensitive and sheltered and ethereal, از رؤیاها وجاه‌طلبی‌ها از عشقش به همزاد رنگ‌پریده‌ی دختری حساس ملکوتی و جویای تکیه گاه آگاهش کردند، mizan_test_en_fa who would die of horror did she witness but one moment of what he had just lived through اگر آن دختر فقط یک لحظه شاهد یکی از رویدادهایی می‌شد که از سر مارتین گذشتند mizan_test_en_fa one moment of all the muck of life through which he had waded. یک لحظه از مامی ریشخندهای زندگی که مارتین از میان‌شان به سختی گام برداشته بود از ترس می‌مرد. mizan_test_en_fa ;And you cleanse your eyes in a great brightness, چشم‌هایت را در روشنایی خیره کننده می‌شویی، mizan_test_en_fa and thrust your shoulders among the stars, با شانه‌هایت از میان ستارگان راه، mizan_test_en_fa doing what all life has done, letting the 'ape and tiger die', کاری را که زندگی انجام داده است انجام می‌دهی می‌گذاری ترسوها و جسورها بمیرند، mizan_test_en_fa and wresting highest heritage from all powers that be.; و بالاترین میراث را به‌زور از هم قدرت‌های بالقوه می‌طلبی. mizan_test_en_fa He grudged every moment of life sleep robbed him of, به هر لحظه‌ای از زندگی که خواب از دستش در می‌ربود غبطه می‌خورد، mizan_test_en_fa and before the clock had ceased its clattering he was head, و پیش از آنکه زنگ زدن ساعت تمام شود، mizan_test_en_fa and ears in the washbasin and thrilling to the cold bite of the water. او‌تر و فرز به دستشویی رسیده بود و از سرمای آبی که به صورتش می‌زد لرزه بر اندامش می‌افتاد. mizan_test_en_fa ; ;Joy,; his latest born, completed the day before and tossed into the corner for lack of stamps, won his keenest approbation. داستان ماجرا و داستان لذت آخرین اثرش که روز پیش تمام شده بود نیز با ستایش مارتین مواجه شدند اما چون تمبر نداشت همه را دوباره به گوشه‌ی اتاق انداخت. mizan_test_en_fa was interrupted by a new comer, dressed rather foppishly, تازه واردی که قیافه‌ی نسبتا پر فیس و افاده‌ای داشت و لباسش مانند، mizan_test_en_fa as some workingmen dress who have instincts for finer things. لباس بعضی از کارگرانی بود که به فکر چیزهای شیک و ظریفند حرف او را برید. mizan_test_en_fa and Martin, staring back, noted the puffed and discolored face, و مارتین که به او می‌نگریست متوجه صورت پف کرده و بی‌رنگ خوش حالت، mizan_test_en_fa handsome and weak, and knew that he had been making a night of it. و نحیف او شد و فهمید که یارو تمام شب را به عیاشی گذرانده است. mizan_test_en_fa ;Hard labor, sailorizing, run a type writer, no shorthand, can sit on a horse, willing to do anything and tackle anything,; was the answer. مارتین در پاسخ گفت کارهای سخت ملوانی ماشین نویسی اما نه شورتند می‌تونم اسب سواری کنم مایلم هر کاری بکنم و با هر مشکلی دست و پنجه نرم کنم. mizan_test_en_fa The room was situated over the laundry and was in the same building with the engine that pumped water, made electricity, and ran the laundry machinery. اتاقش درست روی رختشویخانه بود و در همان ساختمانی بود که موتور پمپ آب تولید برق و به کار انداختن ماشین‌های لباسشویی را نصب کرده بودند. mizan_test_en_fa The engineer, who occupied the adjoining room, مهندس که در اتاق مجاور زندگی می‌کرد، mizan_test_en_fa dropped in to meet the new hand and helped Martin rig up an electric bulb, سر زده وارد شد تا کارگر تازه وارد را ببیند و به مارتین کمک، mizan_test_en_fa on an extension wire, so that it travelled along a stretched cord from over the table to the bed. و دوتایی سیم برقی از بالای میز کشیدند و به سرپیچی در بالای تختخوابش رساندند. mizan_test_en_fa So he bolted his breakfast, a sickly, sloppy affair, as rapidly as they, and heaved a sigh of relief when he passed out through the kitchen door. به همین علت صبحانه‌اش را با بی‌میلی و بی‌هیچ نظم و ترتیبی به‌سرعت همچون بقیه خورد و وقتی از در آشپزخانه بیرون می‌رفت نفس عمیق کشید. mizan_test_en_fa Martin, after a few instructions, sorted the great heaps of soiled clothes, مارتین پس از گرفتن چند دستورالعمل کپه‌های بزرگ رخت‌های چرک را از هم جدا کرد، mizan_test_en_fa while Joe started the masher and made up fresh supplies of soft soap, و در همان حال جو دستگاه شستشو را روشن کرد و به مقدار لازم صابون نیمه مایع مرکب از مواد سوزآور شیمیایی تهیه کرد، mizan_test_en_fa compounded of biting chemicals that compelled him to swathe his mouth and nostrils and eyes in bath towels till he resembled a mummy. این مواد چنان سوزآور بودند که جو مجبور می‌شد دهان و دماغ و چشم‌هایش را چنان حوله‌پیچ کند که شبیه یک انسان مومیایی شد. mizan_test_en_fa This was done by dumping them into a spinning receptacle that went at a rate of a few thousand revolutions a minute, این کار را با ریختن رخت‌ها به درون لاوک گردنده‌ای که با سرعت چندهزار دور در دقیقه می‌چرخید، mizan_test_en_fa tearing the matter from the clothes by centrifugal force. و در اثر ایجاد نیروی گریز از مرکز آب لباس‌ها را از آن‌ها می‌گرفت انجام می‌دادند. mizan_test_en_fa Then Martin began to alternate between the dryer and the wringer, between times ;shaking out; socks and stockings. سپس مارتین یک در میان به ماشین رخت خشک‌کنی و ماشین آب‌گیری سرکشی می‌کرد گاهی هم جوراب‌های ساق بلند و ساق کوتاه را می‌تکاند و روی طناب می‌انداخت. mizan_test_en_fa after supper they worked until ten o'clock, بعد از شام تا ساعت ۱۰ شب. mizan_test_en_fa under the blazing electric lights, زیر نور تند چراغ‌های برق کار کردند، mizan_test_en_fa until the last piece of under clothing was ironed and folded away in the distributing room. و توانستند آخرین تکه‌های لباس زیر را اتو کنند تا بزنند و به اتاق توزیع بفرستند. mizan_test_en_fa It was a hot California night, and though the windows were thrown wide, آن شب یکی از شب‌های گرم کالیفرنیا بود و با آنکه پنجره‌ها را تمام باز کرده بودند، mizan_test_en_fa the room, with its red hot ironing stove, was a furnace. اتاق با آن فر گرم و سوزان اتو بخار به صورت یک کوره در آمده بود. mizan_test_en_fa He was surprised at his weariness when he act into his room, وقتی مارتین به اتاقش برگشت از خستگی درشگفت شد، mizan_test_en_fa forgetful of the fact that he had been on his feet and working without let up for fourteen hours. گویی از یادش رفته بود که یک نفس چهارده ساعت روی پا ایستاده و کار کرده بود. mizan_test_en_fa He concentrated himself upon his work and upon how to save time, او توجهش را بر کارش و طرز صرفه‌جویی در وقت متمرکز کرده بود، mizan_test_en_fa pointing out to Martin where he did in five motions what could be done in three, و به مارتین می‌گفت در کجا می‌تواند کاری را که با پنج حرکت انجام داده بود با سه حرکت انجام دهد، mizan_test_en_fa or in three motions what could be done in two. یا کاری را که با سه حرکت انجام داده بود با دو حرکت انجام دهد. mizan_test_en_fa He was a good workman himself, quick and deft, مارتین خودش همیشه کارگر خوب سریع‌العمل و چالاک بود، mizan_test_en_fa and it had always been a point of pride with him that no man should do any of his work for him or outwork him. و یکی از افتخاراتش این بود که هیچ‌کس حق نداشت یکی از کارهایش را انجام دهد یا بیشتر از او کار کند. mizan_test_en_fa He ;rubbed out; collars and cuffs, یقه‌ها و سرآستین‌ها را می‌سایید، mizan_test_en_fa rubbing the starch out from between the double thicknesses of linen so that there would be no blisters when it came to the ironing, و آهار میان دو لایه‌ی ضخیم کتانی آن‌ها را پاک می‌شست تا وقتی می‌خواستند اتو کنند پف کردگی ایجاد نشود، mizan_test_en_fa and doing it at a pace that elicited Joe's praise. و این کار را چنان سریع انجام می‌داد که جو زبان به تحسین می‌گشود. mizan_test_en_fa They starched two hundred white shirts, دویست پیراهن سفید را آهار زدند، mizan_test_en_fa with a single gathering movement seizing a shirt so that the wristbands, و با یک حرکت چرخشی پیراهن را طوری می‌گرفتند، mizan_test_en_fa neckband, yoke, and bosom protruded beyond the circling right hand. که سرآستین‌ها یقه سرشانه و سینه از دست راست‌شان که دایره‌وار می‌چرخید بیرون می‌افتاد. mizan_test_en_fa At the same moment the left hand held up the body of the shirt so that it would not enter the starch, در همان لحظه‌ی بدنه‌ی پیراهن را طوری با دست چپ می‌گرفتند که وارد نشاسته‌ای چنان داغ، mizan_test_en_fa and at the moment the right hand dipped into the starch starch so hot that, in order to wring it out, their hands had to thrust, and thrust continually, into a bucket of cold water. که برای پاک کردنش مجبور بودند دست‌هاشان را پشت سر هم توی یک سطل پر از آب سرد بچپانند. mizan_test_en_fa He slept seven hours of heavy, animal like sleep, لباسش را در آورد و رفت توی رختخواب هفت ساعت تمام مانند حیوانات بخ خوابی سنگین فرو رفت، mizan_test_en_fa and awoke by the alarm, feeling that he had not had enough. و با صدای زنگ ساعت بیدار شد و احساس کرد که به اندازه‌ی کافی نخوابیده است. mizan_test_en_fa Martin washed woollens that day, by hand, in a large barrel, with strong soft soap, آن روز مارتین لباس‌های پشمی را توی یک بشکه بزرگ ریخت صابون نیمه مایع قوی بر آن‌ها افزود، mizan_test_en_fa by means of a hub from a wagon wheel, mounted on a plunger pole that was attached to a spring pole overhead. و با استفاده از یک توپی چرخ واگن که به نوک میل پیستون متصل به میله فنر نصب شده بود. mizan_test_en_fa ;Beats a washboard an' your knuckles, and, besides, جو مغرورانه گفت اختراع خودمه از تخته‌ی رختشویی و انگشتای تو قوی تره، mizan_test_en_fa it saves at least fifteen minutes in the week, an تازه هفته‌ای پونزده دقیقه وقت برامون صرفه‌جویی می‌کنه، mizan_test_en_fa ' fifteen minutes ain't to be sneezed at in this shebang.; تو کسب و کار ما هم پونزده دیقه چیزی نیست که بتونیم دست کمش بگیریم. mizan_test_en_fa He was too tired and jaded to be interested in anything, آن قدر خسته و فرسوده بود که نمی‌توانست به چیزی علاقه‌مند شود، mizan_test_en_fa though he planned to leave Saturday afternoon, if they finished at three, and ride on his wheel to Oakland. هرچند تصمیم گرفته بود اگر کارشان روز شنبه ساعت سه بعد از ظهر تمام شود سوار دوچرخه‌اش شود و رکاب‌زنان به او کلند برود. mizan_test_en_fa It would have been easier to go on the train, بهتر می‌شد اگر می‌توانست با ترن برود، mizan_test_en_fa but the round trip was two dollars and a half, and he was intent on saving money. اما بلیت رفت و برگشت دو و نیم دلار تمام می‌شد و مارتین هم تصمیم گرفته بود پولش را پس‌انداز کند. mizan_test_en_fa By this means he ironed the yoke, wristbands, and neckband, او با این وسیله سرشانه سر آستین‌ها و یقه‌ی پیراهن‌ها را اتو می‌کرد، mizan_test_en_fa setting the latter at right angles to the shirt, and put the glossy finish on the bosom. و برای این کار اتو را عمود بر پیراهن می‌گرفت و تهش را از روی سینه‌ی پیراهن به حرکت در می‌آورد. mizan_test_en_fa As fast as he finished them, he flung the shirts on a rack between him and Martin, who caught them up and ;backed; them. به محض آنکه اتوی پیراهن‌ها تمام می‌شد آن‌ها را روی طنابی که در فاصله‌ی میان او و مارتین کشیده شده بود می‌انداخت او هم بر می‌داشت و روی پشت کار را می‌گرفت. mizan_test_en_fa An iron that stood the ordinary test of a wet finger was too cold for Joe and Martin, and such test was useless. اگر جو یا مارتین انگشت خیس‌شان را به اتویی می‌زدند که تمام آب را در یک آن خشک نمی‌کرد آن را داغ شده نمی‌دانستند تازه این آزمایش هم زیاد به دردشان نمی‌خورد. mizan_test_en_fa They went wholly by holding the irons close to their cheeks, کارشان به‌آنجا رسیده بود که اتو را نزدیک صورتشان می‌گرفتند، mizan_test_en_fa gauging the heat by some secret mental process that Martin admired but could not understand. و گرما را به کمک یک سلسله فعل و انفعالات ناپیدای ذهنی اندازه‌گیری می‌کردند مارتین این روش را می‌ستود اما نمی‌توانست از چند و چونش سر درآورد. mizan_test_en_fa A fraction of a second too long in the water and the fine and silken edge of the proper heat was lost, اگر مدت زمانی که اتو را در آب نگه می‌داشتند فقط به اندازه‌ی کسری از ثانیه طولانی‌تر می‌شد آن تأثیر نرم‌کننده و گرمای واقعی‌اش از دست می‌رفت. mizan_test_en_fa and Martin found time to marvel at the accuracy he developed و مارتین گاهی فرصتی پیدا می‌کرد و از دقت عملی که وجود داشت در شگفت می‌شد mizan_test_en_fa an automatic accuracy, founded upon criteria that were machine like and unerring. دقت عملی خودکار و مبتنی بر معیارهایی دقیق ماشین گونه و خطاناپذیر. mizan_test_en_fa Ceaselessly active, head and hand, an intelligent machine, سر و دستش بی‌هیچ وقفه‌ای در کار بودند و از او ماشینی هوشمند ساخته بودند، mizan_test_en_fa all that constituted him a man was devoted to furnishing that intelligence. و تمام خصوصیات و اجزایی که او را به صورت انسان درآورده بود به تحقق و تجلی این هوش اختصاص یافته بود. mizan_test_en_fa He drank enormous quantities of water, مارتین شرشر عرق می‌ریخت هی آب می‌خورد، mizan_test_en_fa but so great was the heat of the day and of his exertions, that the water sluiced through the interstices of his flesh and out at all his pores. اما گرمای روز و تعرق بدنش به قدری زیاد بود که از همه‌ی چاک‌ها و منافذ بدنش آب جاری می‌شد، mizan_test_en_fa So Martin did not scorch that, and eased down on his muscular tension, though nervous tension rose higher than ever, مارتین آن کرست را نسوزاند تا بالاخره از شدت عضلاتش کاسته شد هر چند دم به دم بر تنش عصبی‌اش افزوده می‌شد، mizan_test_en_fa and he listened sympathetically to the other's blasphemies as he toiled and suffered over the beautiful things that women wear when they do not have to do their own laundrying. و با علاقه‌ی همدلانه‌ای به کفرها و فحش‌های جو هنگام جان کندن برای اتو کردن لباس‌های زیر و زیبای زنانی که لباس‌شان را دیگران می‌شویند گوش می‌داد. mizan_test_en_fa Saturday morning it was ;fancy starch,; and odds and ends, and at three in the afternoon the week's work was done. روز شنبه صبح باز آهار تزیینی زدند و مقداری کارهای متفرقه انجام دادند و کار هفتگی را در ساعت سه بعد از ظهر به پایان رساندند. mizan_test_en_fa Indomitable, never resting, fighting for seconds and minutes all week, او انسانی سرسخت و بی‌آرم بود و در تمام طول هفته برای به دست آوردن چند ثانیه و چند دقیقه وقت جان کنده بود، mizan_test_en_fa circumventing delays and crushing down obstacles, تأخیرها را جبران کرده و موانع را از پیش پا برداشته بود، mizan_test_en_fa a fount of resistless energy, a high driven human motor, a demon for work, سرچشمه‌ی نیرویی مقاومت‌ناپذیر موتوری با نیروی سوخت انسانی و دیوانه‌ی کار بود، mizan_test_en_fa now that he had accomplished the week's task he was in a state of collapse. و اکنون که کار هفتگی‌اش را انجام داده بود داشت از پا در می‌آمد. mizan_test_en_fa Most likely he had gone for a glass of beer Martin decided, مارتین دوشی در حمام گرفت و پس از آن متوجه شد که رییس رخت‌شویخانه ناپدید شده است، mizan_test_en_fa but the half mile walk down to the village to find out seemed a long journey to him. به این نتیجه رسید که احتمال زیاد دارد برای پیدا کردن آبجو برای جو سفری طولانی بود. mizan_test_en_fa He was too tired to feel sleepy, به قدری خسته بود که خواب به چشم‌هایش راه نمی‌یافت، mizan_test_en_fa and he lay, scarcely thinking, in a semi stupor of weariness, until it was time for supper. و با حالتی نیمه کرخت در اثر خستگی دراز کشیده بود گاهی فکری به ذهنش خطور می‌کرد تا آنکه وقت شام رسید. mizan_test_en_fa Joe did not appear for that function, جو سر میز شام حاضر نشد، mizan_test_en_fa and when Martin heard the gardener remark that most likely he was ripping the slats off the bar, Martin understood. و وقتی از باغبان شنید که می‌گفت جو به احتمال زیاد برای خوردن ژامبون و غیره به رستوران رفته است متوجه قضیه شد. mizan_test_en_fa and Monday morning he was hard at work, و صبح روز دوشنبه مارتین‌تر گل و ورگل سرکارش حاضر شد، mizan_test_en_fa sorting clothes, while Joe, a towel bound tightly around his head, و لباس‌ها را از هم سوا کرد در همان‌حال جو که حوله‌ای به گرد سرش پیچیده بود، mizan_test_en_fa with groans and blasphemies, was running the washer and mixing soft soap. غرغرکنان و ناسزاگویان ماشین رخت‌شویی را روشن کرد و صابون نیمه مایع را در آب حل کرد. mizan_test_en_fa Another week passed, a great battle that continued under the electric lights each night and that culminated on Saturday afternoon at three o'clock, یک هفته‌ی دیگر گذشت هفته‌ای که حکم پیکاری بزرگ را داشت که هر شب زیر چراغ‌های برق ادامه می‌یافت و به روز شنبه ساعت سه بعد از ظهر منتهی می‌شد، mizan_test_en_fa when Joe tasted his moment of wilted triumph and then drifted down to the village to forget. و در این لحظه زمان پیروزی بی‌نشاط و یأس‌آور جو نزدیک می‌شد و در این لحظه زمان پیروزی بی‌نشاط و یأس‌آور جو نزدیک می‌شد و او را به دهکده فرا می‌خواند تا خودش را به دست فراموشی بسپارد. mizan_test_en_fa He slept in the shade of the trees, در سایه‌ی درخت‌ها به خواب رفت، mizan_test_en_fa toiled aimlessly through the newspaper, بی‌هدف در لابه‌لای ورق‌های روزنامه پرسه زد، mizan_test_en_fa and spent long hours lying on his back, doing nothing, thinking nothing. و ساعت‌های طولانی را در حالی که طاق‌باز دراز کشیده بود کاری نمی‌کرد و حتی به چیزی نمی‌اندیشید سپری کرد. mizan_test_en_fa He saw no beauty in the sunshine sifting down through the green leaves, تابش تیغ‌های آفتاب از لابه‌لای شاخ و برگ‌های درختان را دیگر جلوه‌ای از زیبایی طبیعت نمی‌پنداشت، mizan_test_en_fa A black screen was drawn across his mirror of inner vision, پرده‌ای سیاه جلو آینه‌ی منظره بینی درونی‌اش کشیده شده بود، mizan_test_en_fa and fancy lay in a darkened sick room where entered no ray of light. و نیروی خیال‌پردازیش در اتاق تاریک کوچکی به خواب رفته بود که هیچ نوری به درونش نمی‌تابید. mizan_test_en_fa his brain gnawing with maggots, exulting in maudlin ways over maudlin things, مغزش را به دست کرم‌ها سپرده بود مستانه رفتار می‌کرد، mizan_test_en_fa fantastically and gloriously drunk and forgetful of Monday morning and the week of deadening toil to come. و الکی خوش بود دیوانه‌وار و افتخارآمیز مست کرده بود و اصلا به فکر دوشنبه صبح و یک هفته کار کشنده‌ی پس از آن نبود حسودی‌اش می‌شد. mizan_test_en_fa His audacities of phrase struck him as grotesque, جسارت‌هایش در عبارت‌پردازی به نظرش حاصلی بس ناجور به بار آورده بود، mizan_test_en_fa his felicities of expression were monstrosities, and everything was absurd, unreal, and impossible. نیروی بیانش واژه‌ها را به هیولایی بر روی کاغذ تبدیل کرده بود و هر کاری که کرده بود بیهوده غیرواقعی و ناشدنی بود. mizan_test_en_fa But Saturday afternoon, after work was finished , اما روز شنبه بعد از ظهر وقتی کار تمام شد، mizan_test_en_fa and he had taken a bath, the desire to forget overpowered him. و مارتین از حمام بیرون آمد علاقه به فراموش کردن این کار بر وجودش چیره شد. mizan_test_en_fa ;I guess I'll go down and see how Joe's getting on,; was the way he put it to himself; پس از پرس و جو از خودش گفت گمون کنم باید برم اون پایین و ببینم جو چی کار می‌کنه، mizan_test_en_fa and in the same moment he knew that he lied. در همان لحظه تردیدی نداشت که دروغ می‌گوید. mizan_test_en_fa Martin drank on silently, biting out his orders and invitations and awing the barkeeper, مارتین بی‌سر و صدا به مشروب‌خواری ادامه داد تندتند دستور می‌داد، mizan_test_en_fa an effeminate country youngster with watery blue eyes and hair parted in the middle. و گارسون را که جوانی زن‌صفت با چشمانی آبی دریایی بود و فرق سرش را از وسط پیشانی‌اش باز کرده بود طوری صدا می‌کرد که‌او به‌وحشت می‌افتاد mizan_test_en_fa He tried to tell it to Joe, کوشید این حالتش را برای جو توصیف کند، mizan_test_en_fa but Joe had visions of his own, infallible schemes whereby he would escape the slavery of laundry work and become himself the owner of a great steam laundry. اما جو در عالم خیالات خوش و نقشه‌های قطعی‌اش برای خلاصی از کار برده‌وار رخت‌شویی و خریدن یک مغازه‌ی لباس‌شویی با ماشین بخار بزرگ اوج گرفته بود mizan_test_en_fa But Martin turned away, leaving him to tell it to the barkeeper, اما مارتین صورتش را از جلو او کنار کشید و به طرف دیگر برگشت، mizan_test_en_fa until that worthy was called away to furnish drinks to two farmers who, coming in, accepted Martin's invitation. تا جو بتواند حرف‌هایش را به میخانه‌چی که پشت میز ایستاده بود بزند بعد هم جناب میخانه چی را احضار کرد تا برای دو کشاورز که به محض ورود به رستوران دعوت مارتین را پذیرفته بودند مشروب بیاورد mizan_test_en_fa Martin dispensed royal largess, inviting everybody up, farm hands, a stableman, مارتین شاهانه ولخرجی می‌کرد هرکس را که می‌دید چند کارگر کشاورزی یک اصطبل‌بان، mizan_test_en_fa and the gardener's assistant from the hotel, the barkeeper, و کمک باغبان هتل، خود میخانه‌چی، mizan_test_en_fa and the furtive hobo who slid in like a shadow and like a shadow hovered at the end of the bar. و کارگر ساده‌ای را که مانند سایه به داخل رستوران خزیده بود و همچون شبحی در گوشه‌ای از آن ایستاده بود به مشروب خوردن دعوت کرد mizan_test_en_fa They fought late each night under the electric lights, شب‌ها تا دیر وقت زیر نور چراغ برق کار می‌کردند، mizan_test_en_fa bolted their meals, and even got in a half hour's work before breakfast. غذاشان را هول هولکی می‌خوردند حتی نیم ساعت پیش از صرف صبحانه کار می‌کردند، mizan_test_en_fa Every moment was drive, drive, drive, هر لحظه‌ای از وقت‌شان را به سرعت برق کار کار بازهم کار می‌کردند، mizan_test_en_fa and Joe was the masterful shepherd of moments, و جو چوپان ماهر لحظه‌ها بود، mizan_test_en_fa herding them carefully, never losing one, آن‌ها را در یک‌جا به دقت جمع می‌کرد هرگز یکی از آن‌ها را گم نمی‌کرد، mizan_test_en_fa counting them over like a miser counting gold, مانند آدم خسیسی که سکه‌های طلا را می‌شمرد آن‌ها را می‌شمرد، mizan_test_en_fa working on in a frenzy, toil mad, a feverish machine, aided ably by that other machine that thought of itself as once having been one Martin Eden, a man. مانند ماشین کار می‌کرد گویی جنون کار داشت و دیوانه‌ی کار بود و ماشین تنومند دیگری که خودش را یک زمانی مارتین ایدن و انسان می‌نامید به او کمک می‌کرد mizan_test_en_fa In a short while, or maybe after a thousand years or so, چند لحظه‌ی بعد یا شاید پس از هزار و اندی سال، mizan_test_en_fa he would awake, in his little room with the ink stained table, در اتاق کوچکش پشت میز پر لک و پیس‌اش بیدار شود، mizan_test_en_fa and take up his writing where he had left off the day before. و نوشتن مطلبی را که روزهای گذشته نیمه کاره رها کرده بود از سر بگیرد mizan_test_en_fa when he would drop down out of his bunk in the lurching forecastle and go up on deck, وقتی از تختخوابش در خوابگاه زیر عرشه می‌جهید و به عرشه می‌رفت، mizan_test_en_fa under the tropic stars, and take the wheel and feel the cool tradewind blowing through his flesh. و زیر تابش انوار ستارگان آسمان مناطق گرمسیری سکان را به‌دست می‌گرفت و نسیم خنک باد بسامانی که بر پیکرش وزیدن آغاز کرده بود او را در سرمای مطبوعی قرار می‌داد mizan_test_en_fa ;Guess I'll go down an' get a glass of beer,; Joe said, in the queer, monotonous tones that marked his week end collapse. جو با صدای ضعیف و یکنواختی که حکایت از تحلیل رفتن نیروهایش تا پایان هفته می‌کرد گفت توی خیالت منو ببین که رفتم تو دهکده و دارم یه گیلاس آبجو نگری سر می‌کشم mizan_test_en_fa Joe was halfway down to the saloon when Martin passed by, جو به نیمه راه رستوران رسیده بود که مارتین در حالی که، mizan_test_en_fa bending low over the handle bars, his legs driving the ninety six gear with rhythmic strength, روی دسته دوچرخه‌اش خم شده بود و پاهایش با نیرو و حرکتی موزون بزرگ‌ترین دنده‌ی چرخ زنجیر را می‌چرخاندند، mizan_test_en_fa his face set for seventy miles of road and grade and dust. و صورتش را در جهت ۱۰۰ کیلومتر راه شنی و خاکی پر دست انداز گرفته بود از کنارش گذشت، mizan_test_en_fa A fifth week passed, and a sixth, during which he lived and toiled as a machine, with just a spark of something more in him, هفته‌ی پنجم گذشت هفته‌ی ششم نیز گذشت در این دو هفته ترتیب زندگی و کارش درست مانند ماشین شده بود، mizan_test_en_fa just a glimmering bit of soul, that compelled him, at each week end, to scorch off the hundred and forty miles. و فقط بارقه‌ای از چیزی دیگر سوسوی کوچکی از روح او را در پایان هر هفته وا می‌داشت که این دویست کیلومتر راه را با دوچرخه بپیماید mizan_test_en_fa At the end of the seventh week, without intending it, too weak to resist, در پایان هفته‌ی هفتم بی‌آنکه مایل بوده باشد چون قدرت ایستادگی در برابر چنین وسوسه‌ای را نداشت، mizan_test_en_fa he drifted down to the village with Joe and drowned life and found life until Monday morning. همراه جو به دهکده سرازیر شد و تا صبح روز دوشنبه زندگی‌اش را غرق کرد و دوباره به‌دست آورد، mizan_test_en_fa Again, at the week ends, he ground out the one hundred and forty miles, باز در روزهای آخر هفته دویست کیلومتر راه می‌پیمود، mizan_test_en_fa obliterating the numbness of too great exertion by the numbness of still greater exertion. تا کرختی بی‌پایان حاصل از یک هفته کار طاقت‌فرسا را با کرختی بزرگ‌تر و بیشتری از میان ببرد mizan_test_en_fa He called for paper and pencil, and for drinks all around, کاغذ و مداد خواست و برای همه ویسکی سفارش داد، mizan_test_en_fa and while they drank his very good health, he clung to the bar and scribbled. و در حالی که بقیه به سلامتی او می‌نوشیدند او پشت بار ایستاد و شروع به نوشتن چیزی کرد mizan_test_en_fa He held on to the bar, his legs wobbling under him, جو به بار چسبیده بود پاهایش آن پایین این طرف و آن طرف می‌شدند، mizan_test_en_fa Martin's arm around him and supporting him, while he thought. دست مارتین به دور گردنش بود و نمی‌گذاشت بیفتد و در همان حال به فکر رفته بود mizan_test_en_fa While Martin changed the telegram to ;two laundrymen,; در لحظاتی که مارتین متن تلگرام را به دو کارگر رخت‌شویی تبدیل می‌کرد، mizan_test_en_fa Joe went on: ;I never wanted to drink when I was in hospital. جو چنین به سخنانش ادامه داد وقتی تو مریضخونه بودم اصلا دلم نمی‌خواس مشروب بخورم mizan_test_en_fa They shook hands, and Joe held on to his for a moment, as he said: با هم دست دادند و جو دست مارتین را لحظه‌ای نگه داشت و در همان حال گفت، mizan_test_en_fa ;I'm goin' to see you again, Mart, before you an' me die. دوباره می‌بینمت مارت پیش از اونکه هر دومون از دنیا بریم mizan_test_en_fa Then he plodded down the road himself, to the water tank, آنگاه با گام‌های سنگین برگشت و به سوی منبع آب رفت، mizan_test_en_fa where half a dozen empties lay on a side track waiting for the up freight. چون در اینجا شش بشکه‌ی خالی افتاده بود تا کامیون بیاید و جمع‌شان کند و ببرد mizan_test_en_fa Having gained her degree, she was doing no more studying; روت که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده بود دیگر سرگرم مطالعه نبود، mizan_test_en_fa and he, having worked all vitality out of his mind and body, was doing no writing. و مارتین که تمام نیروی زندگی را از ذهنش بیرون کرده بود دست به قلم نمی‌برد mizan_test_en_fa Then he began to read again light novels, and poetry; سپس مطالعه‌ی داستان‌های تفریحی و اشعار نو را از سر گرفت، mizan_test_en_fa and after several days more he was head over heels in his long neglected Fiske. و پس از چند روز متوجه شد که دیرگاهی است کتاب فیسک را از یاد برده است mizan_test_en_fa It would have been easy for him to get out of it; مارتین به آسانی می‌توانست از وارد شدن در این گفتگو خودداری کند، mizan_test_en_fa but his natural impulse was for frankness, اما طبیعتش همواره او را به سوی صراحت هدایت می‌کرد، mizan_test_en_fa and he remembered his old resolve to be frank, no matter what happened. و تصمیم گذشته‌اش برای صراحت داشتن را در هر شرایطی به یاد آورد، mizan_test_en_fa She was silent, unsympathetic, and he watched her moodily, روت آرام و بی‌تفاوت نشسته بود و مارتین با قیافه‌ای افسرده به او چشم دوخته بود، mizan_test_en_fa realizing how impossible it was for her to understand what he had been through. و می‌فهمید که درک آنچه بر سرش آمده بود برای او غیرممکن است mizan_test_en_fa It pointed out to her how near she had drawn to him, این حالت به او یادآوری کرد که تا آن روز چقدر به مارتین نزدیک شده است، mizan_test_en_fa and once accepted, it paved the way for greater intimacy. و چنانچه پذیرفته شود راه را برای صمیمیت بیشتر هموار خواهد کرد mizan_test_en_fa And all this affected her as a very noble state of consciousness; هر چند بر خلاف میلش باشد و تمامی این اندیشه‌ها به عنوان حالت نجیبانه‌ای از خودآگاهی آدمی وجودش را نتأثر کرد، mizan_test_en_fa nor did she dream that behind it and underlying it were the jealousy and desire of love. همچنین روت احساس نمی‌کرد که آنچه در پس این حالت نهفته است حسادت و طلب عشق نباشد mizan_test_en_fa They rode on their wheels much in the delightful fall weather, در هوای نشاط بخش پاییزی بر دوچرخه‌هاشان می‌نستند، mizan_test_en_fa and out in the hills they read poetry aloud, و به تپه‌های اطراف می‌رفتند و با صدای بلند شعر می‌خواندند، mizan_test_en_fa now one and now the other, noble, uplifting poetry that turned one's thoughts to higher things. گاهی روت گاهی مارتین اشعاری زیبا و تعالی‌بخش که اندیشه‌های آدمی را متوجه مسایلی برتر می‌کنند mizan_test_en_fa Renunciation, sacrifice, patience, industry, and high endeavor were the principles she thus indirectly preached از خودگذشتگی فداکاری شکیبایی کوشش و تلاش خستگی‌ناپذیر اصولی بود که روت به طور غیر مستقیم موعظه می‌کرد mizan_test_en_fa such abstractions being objectified in her mind by her father, and Mr. Butler, and by Andrew Carnegie, تجسم عینی تمام این مفاهیم انتزاعی در ذهنش پدرش و آقای باتلر و آنرو کارنگی بودند، mizan_test_en_fa who, from a poor immigrant boy had arisen to be the book giver of the world. این آخری از پسری فقیر ترقی کرده بود و به مقام بزرگ‌ترین حسابدار جهان رسیده بود mizan_test_en_fa And he caught glimpses of their life, in the years to come, مارتین جلوه‌هایی از زندگی مشترک‌شان در سال‌های آینده را در ذهنش مجسم کرد، mizan_test_en_fa wherein, against a background of work and comfort and general well being, he saw himself, و بر زمینه‌ای از کار و استراحت و رفاه عمومی خودش و روت را دید که شعر می‌خوانند و بحث می‌کنند mizan_test_en_fa But alwaysand in the background that was beyond the background of nature, dim and hazy, اما همیشه و همیشه در زمینه‌ی عقبی که از زمینه‌ی طبیعت تیره و مه آلود فراتر می‌رفت، mizan_test_en_fa were work and success and money earned that made them free of the world and all its treasures. کار موفقیت و پولی که به دست آوردنش آن‌ها را از نیاز به جهان و همه‌ی گنجینه‌هایش آزاد می‌ساخت mizan_test_en_fa Ruth was blushing, چهره‌ی روت کم‌کم سرخ می‌شد، mizan_test_en_fa but it was the blush of maidenhood called upon for the first time to discuss the sacred things of life with a mother held equally sacred. اما این سرخی به دخترانگی او مربوط می‌شد زیرا نخستین بار بود که برای بحث درباره‌ی امور مقدس زندگی با مادری که به همان اندازه مقدس پنداشته می‌شد فرا خوانده شده بود، mizan_test_en_fa Sometimes I am positively in terror of him, گاهی ترسی مثبت وجودم را در می‌نوردد، mizan_test_en_fa when he talks in that free and easy way of the things he has done as if they did not matter. مخصوصا وقتی بهآسانی از کارهایی که آزادانه و بی‌هیچ‌قید و بندی انجام داده است حرف می‌زند طوری حرف می‌زند که گویی اصلا اهمیتی نداشته‌اند mizan_test_en_fa They sat with their arms twined around each other, آن‌ها در حالی که دست‌هایش را پشت یکدیگر گذاشته بودند با هم حرف می‌زدند، mizan_test_en_fa and in the pause her mother patted her hand and waited for her to go on. و هرگاه روت مکث می‌کرد مادرش به آرامی با دستش بر پشت او می‌زد و منتظر ادامه سخنانش می‌شد mizan_test_en_fa He swears, he smokes, he drinks, او سوگند می‌خورد سیگار می‌کشد مشروب می‌خورد، mizan_test_en_fa he has fought with his fists he has told me so, and he likes it; he says so . مشت‌هایش را در زد و خوردهای مختلف به کار برده است خودش می‌گوید این کار را دوست دارد خودش می‌گوید mizan_test_en_fa I feel that I must be nasty to him, به گمانم او مرا دختری زشت می‌پندارد، mizan_test_en_fa and even when I don't happen to feel that way, why, he's nasty to me, anyway. و تازه وقتی درباره‌اش آن‌طور که گفتم نمی‌اندیشم راستش را بخواهید به هر حال در نظرم جوان زشت سیرتی است، mizan_test_en_fa No one ever loved me before no man, I mean, in that way. تاکنون هیچ کسی یعنی یعنی مردی بسان او عاشق من نبوده است، mizan_test_en_fa It is sweet to feel that you are really and truly a woman. و چه شیرین است وقتی آدم احساس کند که واقعا و حقیقتا یک زن شده است mizan_test_en_fa ; She buried her face in her mother's lap, sobbing. روت صورتش را در دامن مادر پنهان کرد و هق‌هق کنان گفت، mizan_test_en_fa ;You think I am dreadful, I know, but I am honest, and I tell you just how I feel.; می‌دانم الان خیال می‌کنی من چقدر بدم اما حقیقت را حرف دلم را گفتم درست همان چیزی را گفتم که احساس می‌کنم mizan_test_en_fa Her child daughter, who was a bachelor of arts, was gone; دختر کوچولو و تازه فارغ‌التحصیل شده‌اش از رشته‌ی ادبیات دیگر در کنارش نبود، mizan_test_en_fa but in her place was a woman daughter. بلکه به جایش موجودی نشسته بود که هم زن بود هم دختر، mizan_test_en_fa This rough sailor fellow had been the instrument, خلأ ناشناخته‌ای که در طبیعت روت وجود داشت پر شده بود، mizan_test_en_fa and, though Ruth did not love him, he had made her conscious of her womanhood. و با آنکه روت عاشقش نبود او توانسته بود روت را بیدار کند و با دنیای زنانه‌اش آشنا گرداند، mizan_test_en_fa And it makes me feel grown up, the thought of it, the very thought of it; و همین احساس بلوغ را اندیشه‌ی بلوغ را در من بیدار می‌کند mizan_test_en_fa and I feel that I am possessed of something that is by rights my own اندیشه‌ی بلوغ را و احساس می‌کنم صاحب چیزی شده‌ام که حقا به خودم تعلق دارد mizan_test_en_fa that makes me like the other girls and and young women. و همین مرا در ردیف دختران دیگر و زنان جوان قرار می‌دهد، mizan_test_en_fa You thought you did not let me know that dear worry of yours, گمان می‌کردید که نمی‌گذارید من از آن نگرانی با ارزش‌تان سر در آوردم، mizan_test_en_fa but I did, and I wanted to 'to make good,' as Martin Eden says.; اما من متوجه شدم و می‌خواستم همان طور که مارتین ایدن می‌گوید پیش بروم mizan_test_en_fa It was a holy hour for mother and daughter, مادر و دختر لحظات مقدسی را گذراندند، mizan_test_en_fa and their eyes were wet as they talked on in the twilight, و همچنان که در پرتو ملایم شفق به گفتگو ادامه می‌دادند، mizan_test_en_fa Ruth all white innocence and frankness, her mother sympathetic, receptive, yet calmly explaining and guiding. روت با آن معصومیت سفید و صراحتش و مادرش سراپا همدل پذیرا و در همان حال توضیح‌دهنده و راهنمایی کننده، mizan_test_en_fa Loving you, he should, in the name of common sense, be doing something that would give him the right to marry, اگر عاشق توست عقل سلیم حکم می‌کند که دست به کاری زند، mizan_test_en_fa instead of paltering around with those stories of his and with childish dreams. که حق ازدواج با تو را به او بدهد نه آنکه دایما با آن داستان‌هایی که نوشته و با رؤیاهای بچه‌گانه‌اش بازی کند، mizan_test_en_fa You will find one some day, and you will love him and be loved by him, روزی به یکی از آن‌ها خواهی رسید عاشقش خواهی شد او نیز عاشقت خواهد شد، mizan_test_en_fa and you will be happy with him as your father and I have been happy with each other. و همچنان که من و پدرت در کنار یکدیگر خوشبخت بوده‌ایم تو نیز در کنار او خوشبخت خواهی شد mizan_test_en_fa ;I have thought about them,; Ruth confessed, remembering the wanton thoughts that had vexed her in the past, روت اعتراف کرد من درباره‌اش اندیشیده‌ام آنگاه به یاد افکار باطلی افتاد که سابقا ذهنش را مشغول کرده بودند، mizan_test_en_fa her face again red with maiden shame that she should be telling such things. و دوباره صورتش در اثر شرمندگی دخترانه‌ای که او را به گفتن چنین سخنانی واداشته بود سرخ شد mizan_test_en_fa Ruth pressed her mother's hand in assent, feeling that she really did understand, روت دست مادرش را به نشانه‌ی تصدیق فشرد و احساس کرد که واقعا خیلی چیزها می‌فهمد، mizan_test_en_fa though her conception was of something vague, remote, and terrible that was beyond the scope of imagination. هرچند تصوری که داشت از چیزی گنگ دست نیافتنی و وحشت‌آور بود که از میدان تخیل آدمی فراتر می‌رفت، mizan_test_en_fa ; she cried exultantly, as they stood up, catching her mother's hands and standing erect, وقتی هر دو برخاستند روت در حالی که دست‌های مادرش را گرفته بود، mizan_test_en_fa facing her in the twilight, conscious of a strangely sweet equality between them. و احساس شیرینی غریبی حاکی از برابری با مادرش در وجودش موج می‌زد با شادی گفت ببین مادر تو خودت هم یک زنی! mizan_test_en_fa ;I should never have thought of you in that way if we had not had this talk. اگر این گفتگو میان ما رد و بدل نمی‌شد من هرگز درباره‌ی تو این‌طوری فکر نمی‌کردم، mizan_test_en_fa I had to learn that I was a woman to know that you were one, too.; برای آنکه بفهمم تو یک زن هستی مجبور بودم بفهمم که خودم نیز یک زن هستم mizan_test_en_fa ;We are women together,; she repeated, as they went out of the room, همچنان که از اتاق بیرون می‌رفتندمادرش تکرار کرد ما هر دو زنیم، mizan_test_en_fa their arms around each other's waists, their hearts swelling with a new sense of companionship. بازوشان را در کمر یک‌دیگر انداخته بودند و قلب‌شان با احساس تازه‌ای از همراهی آکنده شده بود، mizan_test_en_fa And, besides, a year in the East, with the change in climate, people, ideas, and everything, is just the thing she needs.; گذشته از این یک سال سفر به شرق عوض شدن آب و هوا دیدن مردمان دیگر آشنایی با افکار و چیزهای گوناگون چیزی است که روت بدان نیاز دارد mizan_test_en_fa Stories and poems were springing into spontaneous creation in his brain, انواع داستان‌ها و شعرها فی‌البداهه از مغزش می‌جوشیدند و آفریده می‌شدند، mizan_test_en_fa and he made notes of them against the future time when he would give them expression. و او همه‌ی این‌ها را یادداشت می‌کرد تا در آینده با شکل کاملی روی کاغذ، mizan_test_en_fa he had resolved to devote it to rest and love, تصمیم گرفته بود این روزها را وقف استراحت و عشق کند، mizan_test_en_fa and in both matters he prospered He was soon spilling over with vitality, که در هر دو مورد موفق شد چیزی نگذشت که نیروی زندگی از وجودش به فوران آمد، mizan_test_en_fa He had liked women in that turgid past of his, and been fascinated by some of them, در گذشته‌ی آشفته‌ی زندگی‌اش پیش آمده بود که از بعضی زن‌ها خوشش بیاید و شیفته‌ی برخی دیگر شود، mizan_test_en_fa but he had not known what it was to love them. اما متوجه نشده بود که اگر عاشق‌شان شود چه خواهد کرد یا چه حالی خواهد داشت mizan_test_en_fa In the course of getting acquainted with a varied world, whirling on through the ever changing phases of it, در جریان آشنا شدن با این دنیای متفاوت که بر محور صورت‌های دایما تغییریابنده می‌گردید، mizan_test_en_fa he had learned a rule of conduct which was to the effect that when one played a strange game, او به یک اصل رفتار پی برده بود که مضمونش چنین بود شخص وقتی وارد بازی عجیبی شد، mizan_test_en_fa he should let the other fellow play first. باید بگذارد اول طرف مقابل بازی کند درستی، mizan_test_en_fa she consciously delighted in beholding his love manifestations روت آگاهانه از تماشای تجلیات عشق در وجود مارتین، mizan_test_en_fa the glowing eyes with their tender lights, the trembling hands, چشم‌های سوزان با انوار ظریف‌شان دست‌های لرزان، mizan_test_en_fa and the never failing swarthy flush that flooded darkly under his sunburn. و سرخی گرمابخش بی‌پایانی که از زیر پوست آفتاب سوخته‌اش به چشم می‌خورد از درون به وجد می‌آمد mizan_test_en_fa She even went farther, in a timid way inciting him, او از این هم فراتر می‌رفت و مارتین را به طرز ملایمی بر می‌انگیخت، mizan_test_en_fa but doing it so delicately that he never suspected, and doing it half consciously, so that she scarcely suspected herself. اما این کار را با چنان ظرافتی انجام می‌داد که او هرگز ظنی نمی‌برد و چنان نیمه هشیارانه انجام می‌داد که خود نیز به‌ندرت به خودش بدگمان می‌شد mizan_test_en_fa She thrilled with these proofs of her power that proclaimed her a woman, روت وقتی به این دلایل قدرت خودش که زن بودنش را ثابت می‌کردند، mizan_test_en_fa and she took an Eve like delight in tormenting him and playing upon him. پی می‌برد بر خود می‌لرزید و مانند حوا از آزردن و بازی کردن با مارتین شاد می‌شد mizan_test_en_fa Tongue tied by inexperience and by excess of ardor, wooing unwittingly and awkwardly, Martin continued his approach by contact. مارتین که زبانش در اثر بی‌تجربگی و فوران آتش درونی بسته بود به طرزی نادانسته و نابه‌هنجار در طلب روت بود و به نزدیک شدنش از راه تماس ادامه می‌داد، mizan_test_en_fa but that in handling the bicycles, in strapping on the books of verse they carried into the hills, بلکه در مواقعی که دوچرخه‌شان را بر می‌داشتند کتاب‌های شعر را پشت آن‌ها می‌بستند و به تپه‌های اطراف می‌بردند، mizan_test_en_fa and in conning the pages of books side by side, و در مواقعی که پهلو به پهلو می‌نشستند و صفحات کتاب‌ها را با هم می‌خواندند، mizan_test_en_fa there were opportunities for hand to stray against hand. فرصت‌هایی پیش می‌آمد که دست‌شان با هم تماس پیدا کند، mizan_test_en_fa And there were opportunities, too, for her hair to brush his cheek, and for shoulder to touch shoulder, فرصت‌هایی هم پیش می‌آمد که گیسوی زرتار روت با گونه‌های مارتین و شانه‌اش با شانه‌ی او تماس پیدا می‌کرد، mizan_test_en_fa as they leaned together over the beauty of the books. و این در مواقعی بود که برای بحث درباره‌ی زیبایی شعرها به یکدیگر تکیه می‌دادند، mizan_test_en_fa She smiled to herself at vagrant impulses which arose from nowhere and suggested that she rumple his hair; while he desired greatly, روت در اثر تکان‌های خودسری که معلوم نبودند از کجا آمده بودند و او را به حرکت در می‌آورند و ترغیبش می‌کردند که در موهای مارتین چنگ بیندازد به خود می‌خندید، mizan_test_en_fa when they tired of reading, to rest his head in her lap and dream with closed eyes about the future that was to be theirs. و مارتین وقتی هر دو از مطالعه خسته می‌شدند آرزو می‌کرد که سرش را در دامن او بگذارد و با چشم‌های بسته رؤیاهای آینده‌اش را ببیند که به هر دوشان تعلق داشت mizan_test_en_fa and, usually, he had slept soundly and selfishly while the girls shaded his face from the sun and looked down and loved him , و در بیشتر موارد به‌آرامی و خودخواهانه غنوده بود و دخترها سرشان را روی صورتش گرفته بودند تا آفتاب‌سوز نشود به او نگریسته و دوستش داشته بودند، mizan_test_en_fa and wondered at his lordly carelessness of their love. و از بی‌توجهی اربابانه‌اش به عشق‌شان در شگفت شده بودند، mizan_test_en_fa To rest his head in a girl's lap had been the easiest thing in the world until now, تا آن روز سر گذاشتن بر دامن یک دختر آسان‌ترین کار عالم برای مارتین بود، mizan_test_en_fa and now he found Ruth's lap inaccessible and impossible. اما این بار دامن روت را چیزی دست نایافتنی و غیرممکن می‌پنداشت، mizan_test_en_fa Subtly and unaware she grew toward him and closer to him, او ظریفانه و ناآگاهانه به سوی مارتین کشیده می‌شد و هر روز جلوتر می‌رفت، mizan_test_en_fa while he, sensing the growing closeness, longed to dare but was afraid. و مارتین که نزدیک‌تر شدن او را حس کرده بود می‌خواست جسارت به خرج دهد اما جرأت نمی‌کرد mizan_test_en_fa Once he dared, one afternoon, when he found her in the darkened living room with a blinding headache. یک‌روز بعد از ظهر وقتی روت در تاقی تاریک نشسته بود و چشمش از شدت درد جایی را نمی‌دید مارتین به سراغش آمد و جرأت پیدا کرد mizan_test_en_fa Life poured from the ends of his fingers, زندگی از سرانگشتان مارتین جاری بود، mizan_test_en_fa driving the pain before it, or so it seemed to her, و درد را با خود می‌برد یا روت چنین می‌پنداشت، mizan_test_en_fa until with the easement of pain, she fell asleep and he stole away. تا آنکه با تخفیق پیدا کردن درد به خواب رفت و مارتین هم به‌آرامی از اتاق بیرون رفت، mizan_test_en_fa He was warm, and bungling of speech, and very happy, as he replied to her, and there was dancing in his mind, مارتین در حالی که پاسخ می‌داد بدنش گرم شد کلماتش را سرهم‌بندی می‌کرد و از شادی در پوست نمی‌گنجید، mizan_test_en_fa throughout the telephone conversation, the memory of Browning and of sickly Elizabeth Barrett. و در سراسر مکالمه‌ی تلفنی خاطره‌ی براونینگ و همسر علیلش الیزابت براونینگ در ذهنش به رقص درآمده بود، mizan_test_en_fa What had been done could be done again, کاری را که انجام داده بود دوباره می‌توانست انجام دهد، mizan_test_en_fa and he, Martin Eden, could do it and would do it for Ruth Morse. و او مارتین ایدن می‌توانست این کار را برای روت مورس انجام دهد و حتما انجام می‌داد، mizan_test_en_fa The sonnet he composed that night was the first of a love cycle of fifty sonnets which was completed within two months. آن شب سرود نخستین غزل از یک عشقنامه‌ی پنجاه غزلی بود که دو ماه بعد تکمیل شد در حالی که این غزل‌ها را به روی کاغذ می‌آورد mizan_test_en_fa He had the ;Love sonnets from the Portuguese; غزل‌های عاشقانه‌ی پرتغالی‌ها را در ذهن خود داشت، mizan_test_en_fa in mind as he wrote, and he wrote under the best conditions for great work, at a climacteric of living, in the throes of his own sweet love madness. و در عالی‌ترین حالت برای آفرینش اثری بزرگ در بحرانی‌ترین لحظه‌ی زندگی و در چنگال دیوانگی شیرین حاصل از عشق خویش به سر می‌برد، mizan_test_en_fa It was a week after he cured her headache that a moonlight sail on Lake Merritt was proposed by Norman and seconded by Arthur and Olney. یک هفته از درمان سردرد روت به دست مارتین گذشته بود که نورمن همه را به قایق‌رانی شبانگاهی زیر نور مهتاب در دریاچه‌ی لیک مریت دعوت کرد پس از او آرتور و اولنی هم این کار را کردند mizan_test_en_fa The moon had not yet risen, ماه هنوز بر نیامده بود، mizan_test_en_fa and Ruth, gazing into the starry vault of the sky and exchanging no speech with Martin, و روت که به گنبد پر ستاره‌ی آسمان می‌نگریست و هیچ حرفی با مارتین نمی‌زند، mizan_test_en_fa experienced a sudden feeling of loneliness. ناگهان احساس کرد تنها مانده است، mizan_test_en_fa A puff of wind was heeling the boat over till the deck was awash, نسیم توفنده‌ی باد قایق را در جهت خود پیش می‌برد، mizan_test_en_fa and he, one hand on tiller and the other on main sheet, تا آنکه کف قایق را آب گرفت و او در حالی که یک دستش بر اهرم سکان و دست دیگرش بر طناب اصلی بادبان بود، mizan_test_en_fa was luffing slightly, at the same time peering ahead to make out the near lying north shore. سکان را آرام‌آرام می‌چرخاند و در همان حال به جلو نگاه می‌کرد تا ساحل شمالی را که فاصله‌ای با آن‌ها نداشت ببیند mizan_test_en_fa He was unaware of her gaze, and she watched him intently, مارتین متوجه نگاه‌های روت نبود و او عمدا به مارتین می‌نگریست، mizan_test_en_fa speculating fancifully about the strange warp of soul that led him, a young man with signal powers, و به انحراف روحی عجیبی می‌اندیشید که او این جوان صاحب توانایی‌های چشمگیر mizan_test_en_fa to fritter away his time on the writing of stories and poems foredoomed to mediocrity and failure. را به تلف کردن وقتش برای نوشتن داستان‌ها و سرودن اشعاری واداشته است که دست آخر نمی‌درخشند و باعث شکستش می‌شوند mizan_test_en_fa Her eyes wandered along the strong throat, dimly seen in the starlight, نگاه روت از گردن ستبر مارتین که به سختی در نور ستارگان دیده می‌شد لغزید، mizan_test_en_fa and over the firm poised head, and the old desire to lay her hands upon his neck came back to her. و به سر نیرومندش رسید آنگاه اشتیاق به انداختن دستانش بر گردن او در وجودش زنده شد mizan_test_en_fa Her position on the heeling boat irked her, حالش در این قایق بی‌قرار طوری بود که حوصله‌اش را سر می‌برد، mizan_test_en_fa and she remembered the headache he had cured and the soothing rest that resided in him. به یاد آورد که مارتین چگونه سر دردش را درمان کرد به راستی چه نیروی آرامش‌بخشی در وجود این مرد نهفته است! mizan_test_en_fa Then arose in her the impulse to lean against him, to rest herself against his strength آنگاه اشتیاق تکیه دادن به او تکیه دادن به نیروی او در وجودش بیدار شد mizan_test_en_fa a vague, half formed impulse, which, even as she considered it, mastered her and made her lean toward him. اشتیاقی گنگ و بی‌شکل که با آنکه روت متوجهش بود بر او چیره شد و مجبورش کرد که به مارتین تکیه دهد mizan_test_en_fa She leaned lightly against his shoulder, but she leaned, خیلی سبک به شانه‌های مارتین تکیه داده بود و به تکیه دادنش ادامه داد، mizan_test_en_fa and she continued to lean when he shifted his position to make it more comfortable for her. تا آن که مارتین خود را جابه‌جا کرد تا آرامش بیشتری فراهم کند mizan_test_en_fa She was no longer herself but a woman, with a woman's clinging need; او دیگر خودش نبود بلکه زنی با همان نیازهای چنگ‌زننده‌ی زنانه، mizan_test_en_fa and though she leaned ever so lightly, the need seemed satisfied. و با آن که همچنان سبک بر شانه‌های مارتین تکیه داده بود احساس کرد نیازش برطرف شده است دیگر خسته نبود mizan_test_en_fa She was no longer tired. وسوسه را از خود دور کرد، mizan_test_en_fa But he luffed the boat less delicately, اما قایق را با ظرافت کمتری هدایت می‌کرد، mizan_test_en_fa spilling the wind shamelessly from the sail so as to prolong the tack to the north shore. و باد را با پر رویی از خوردن به بادبان باز می‌داشت تا راه رسیدن به ساحل شمالی را طولانی‌تر کند، mizan_test_en_fa stopping way on the boat without exciting the notice of the wranglers, بی‌آنکه همراهان پر گویش متوجه شوند از سرعت قایق میکاست، mizan_test_en_fa and mentally forgiving his hardest voyages in that they had made this marvellous night possible, و در دلش ناگواری سفرهای سخت پیشین را می‌بخشید چرا که هنرنمایی او را در شبی چنین شگفت‌انگیز ممکن کرده‌اند، mizan_test_en_fa giving him mastery over sea and boat and wind so that he could sail with her beside him, her dear weight against him on his shoulder. و او را چنان بر دریا و قایق و باد مسلط کرده‌اند که می‌تواند در کنار روت در حالی که سنگینی عزیزش را بر شانه‌های خود احساس می‌کند قایق‌رانی کند، mizan_test_en_fa When the first light of the rising moon touched the sail, وقتی انوار ماه نودمیده بر بادبان تابید، mizan_test_en_fa illuminating the boat with pearly radiance, Ruth moved away from him. و قایق را با شعاع‌های مروارید گونه‌اش روشن کرد روت خود را از پهلوی مارتین کنار کشید، mizan_test_en_fa And, even as she moved, و با آن که خود را کنار کشیده بود، mizan_test_en_fa She stole a glance at Martin, who was busy putting the boat about on the other tack, دزدکی نگاهی به مارتین افکند و دید که سرگرم عوض کردن مسیر قایق است، mizan_test_en_fa and she could have hated him for having made her do an immodest and shameful thing. و چیزی نمانده بود او را از این که به چنین کاری زشت و شرم‌آور وادار کرده بود از خود براند mizan_test_en_fa She entertained a wild idea of explaining to him the first time they were alone together, of lying to him, فکری به سرش زد که چیزهایی درباره‌ی نخستین باری که با هم تنها بودند به مارتین بگوید دروغ بگوید، mizan_test_en_fa of mentioning casually the attack of faintness that had overpowered her just before the moon came up. و توضیح دهد که درست در لحظاتی پیش از آن که ماه جلوه‌گری کند ناگهان دچار حالت غشی شده است، mizan_test_en_fa Then she remembered how they had drawn mutually away before the revealing moon, آنگه به یادش آمد که هر دو آگاهانه خودشان را کنار کشیده بودند تا زیر مهتاب دیده نشوند، mizan_test_en_fa and she knew he would know it for a lie. و به خودش گفت تا بخواهد زبان بگشاید مارتین متوجه دروغ بودن حرفش خواهد شد، mizan_test_en_fa In the days that swiftly followed she was no longer herself but a strange, puzzling creature, در روزهایی که از آن پس می‌گذشتند روت دیگر خودش نبود بلکه موجودی عجیب و معماگونه شده بود، mizan_test_en_fa wilful over judgment and scornful of self analysis, refusing to peer into the future or to think about herself and whither she was drifting. خود سرانه قضاوت می‌کرد و خودش یا راهی که پیش گرفته بود خودداری می‌کرد، mizan_test_en_fa Of course, it would be a painful half hour for him, and an embarrassing half hour for her, البته اگر مارتین سخنی در این باره بگوید نیم ساعت از زندگی روت و نیم ساعت از زندگی خودش را با تلخی و دستپاچگی توأم خواهد ساخت، mizan_test_en_fa The fabric of her life, of all that constituted her, quivered and grew tremulous. بافت زندگی و تمام ذرات وجودش لرزان و هراسان شده بود، mizan_test_en_fa The thought fluttered in her mind like a flame attracted moth. اندیشه‌ی پیشنهاد ازدواج از سوی مارتین در ذهنش همچو پروانه‌ای بود که به سوی آتش کشیده می‌شود، mizan_test_en_fa She went so far as to imagine Martin proposing, herself putting the words into his mouth; در خیالش آن قدر پیش رفت تا مارتین را مجسم کرد که به او پیشنهاد ازدواج می‌دهد mizan_test_en_fa and she rehearsed her refusal, tempering it with kindness and exhorting him to true and noble manhood. البته خودش کلمات این پیشنهاد را در دهان او می‌گذاشت و او عدم پذیرش خودش را تکرار می‌کند البته همراه با مهربانی و مارتین را به مردانگی حقیقی و شریف پند می‌دهد، mizan_test_en_fa Came a beautiful fall day, warm and languid, روزی گرم و زیبا گرم و سستی‌آور بود، mizan_test_en_fa palpitant with the hush of the changing season, که در سکوت لحظات تغییر فصل می‌تپید و می‌لرزید، mizan_test_en_fa a California Indian summer day, with hazy sun and wandering wisps of breeze that did not stir the slumber of the air. یکی از آخرین روزهای پاییز بود و خورشید از پس مهی آبی رنگ پیدا بود و نسیم‌های سرگردان باد رخوت هوا را تکان نمی‌دادند، mizan_test_en_fa The intervening bay was a dull sheen of molten metal, خلیجی که تا دل شهر پیش آمده بود همچون حوضچه‌ای پر از فلز مذاب تابشی کدر و تیره داشت، mizan_test_en_fa whereon sailing craft lay motionless or drifted with the lazy tide. و قایق‌ها و کشتی‌ها بر پهنه‌اش بی‌حرکت مانده بودند یا با موهای بی‌حال بالا و پایین می‌شدند mizan_test_en_fa bulked hugely by the Golden Gate, the latter a pale gold pathway under the westering sun. از روی پل گلدن گیت تمام بزرگی خود را نشان می‌دادند و گلدن گیت نیز زیر تابش خورشیدی که به غرب کشیده می‌شد همچون گذرگاهی با رنگ طلایی روشن به نظر می‌آمد، mizan_test_en_fa Beyond, the Pacific, dim and vast, was raising on its sky line tumbled cloud masses that swept landward, در آن‌سو اقیانوس آرام ژرف و پهناور توده‌های گسترده‌ی ابرهایش را تا خط آسمان بالا فرستاده بود و آن‌ها نیز به سوی خشکی می‌تاختند، mizan_test_en_fa giving warning of the first blustering breath of winter. و اخطار می‌دادند که نخستین نسیم طولانی و سرد زمستان را به وزش در خواهند آورد mizan_test_en_fa Yet summer lingered, fading and fainting among her hills, با این حال پاییز همچنان پایداری می‌کرد کم‌کم در میان تپه‌های اطراف سانفرانسیسکو محو می‌شد، mizan_test_en_fa deepening the purple of her valleys, spinning a shroud of haze from waning powers and sated raptures, و نیرویش را از دست می‌داد و رنگ ارغوانی دره‌ها را سیرتر می‌کرد و جامه‌ای دود گرفته از نیروهای نقصان‌یابنده و شیفتگی‌های ارضا شده برای آن‌ها می‌بافت، mizan_test_en_fa dying with the calm content of having lived and lived well. و رنگی از خشنودی ملایم حاکی از گذر زندگی آن هم زندگی زیبا بر همه جای آن‌ها می‌پاشید mizan_test_en_fa And among the hills, on their favorite knoll, مارتین و روت در میان تپه‌ها بر فراز تپه‌ی محبوبشان، mizan_test_en_fa Martin and Ruth sat side by side, their heads bent over the same pages, در کنار هم نشسته و سرهاشان را روی یک صفحه خم کرده بودند، mizan_test_en_fa he reading aloud from the love sonnets of the woman who had loved Browning as it is given to few men to be loved. و مارتین از غزل‌های عاشقانه‌ی زنی که عاشق براونینگ شده بود غزل‌هایی که برای کمتر مردانی سروده شده‌اند با صدای بلند می‌خواند، mizan_test_en_fa The golden year was dying as it had lived, سال خوش زندگی‌اش را کرده بود و کم‌کم به پایان می‌رسید، mizan_test_en_fa a beautiful and unrepentant voluptuary, and reminiscent rapture and content freighted heavily the air. و خوشی و رضایتی زیبا و ناپشیمان خوش گذران و به یاد ماندنی هوا را شدیدا به هراس انداخته بود، mizan_test_en_fa It entered into them, dreamy and languorous, weakening the fibres of resolution, این حالت به درون به درون روت و مارتین که غرق در رؤیا سست و بی‌حال افتاده بودند راه یافت بافت‌های اراده‌شان را تضعیف کرد، mizan_test_en_fa suffusing the face of morality, or of judgment, with haze and purple mist. چهره‌ی اخلاق یا قضاوت را با مهی به رنگ دود و رطوبتی ارغوانی پوشاند، mizan_test_en_fa His head was very near to hers, and when wandering phantoms of breeze stirred her hair so that it touched his face, سرش خیلی به سر روت نزدیک بود و وقتی اشباح سرگردان نسیم طوری بر موهای او می‌ورزیدند که آن‌ها را با صورت او تماس می‌دادند، mizan_test_en_fa the printed pages swam before his eyes. صفحات کتاب در برابر چشم‌هایش شناور می‌شدند، mizan_test_en_fa ;It will be our last in the hills for some time,; he announced gravely. مارتین اندوهگینانه گفت تا مدتی دیگر این آخرین باری خواهد بود که با هم به تپه‌های اطراف آمده‌ایم در لبه، mizan_test_en_fa ;There's a storm gathering out there on the sea rim.; دریا توفان در حال شکل گرفتن است mizan_test_en_fa The book slipped from his hands to the ground, کتاب از دست مارتین سرید و بر زمین افتاد، mizan_test_en_fa and they sat idly and silently, هر دو بی‌اختیار و آرام نشسته بودند، mizan_test_en_fa gazing out over the dreamy bay with eyes that dreamed and did not see. و با چشم‌هایی که غرق رؤیا بود و چیزی را نمی‌دیدند به نقطه‌ای بر فراز خلیج رؤیایی خیره شده بودند، mizan_test_en_fa She waited, she knew not for what, panting, تا دست مارتین به راهش ادامه دهد صبر کرد، mizan_test_en_fa with dry, burning lips, a leaping pulse, and a fever of expectancy in all her blood. نمی‌دانست برای چه با لب‌های خشک و سوزانش نفس‌نفس می‌زد قلبش می‌تپید و تبی از انتظار با خونش آمیخته شده بود، mizan_test_en_fa And a moment later, tearing herself half out of his embrace, و یک لحظه‌ی بعد روت که نیمی از وجودش را از آغوش مارتین آزاد کرده بود، mizan_test_en_fa suddenly and exultantly she reached up and placed both hands upon Martin Eden's sunburnt neck. ناگهان و با خنده‌ای شیرین دست‌هایش را دراز کرد و به دور گردن آفتاب‌سوخته مارتین ایدن انداخت، mizan_test_en_fa So exquisite was the pang of love and desire fulfilled that she uttered a low moan, تیر عشق و اشتیاق چنان با ظرافت به هدف خورده بود که روت آهی ضعیف سر داد، mizan_test_en_fa relaxed her hands, and lay half swooning in his arms. دست‌هایش را رها کرد و همچون آدم‌های نیمه مست در میان بازوان مارتین افتاد، mizan_test_en_fa ; She was speaking very slowly, her eyes warm and fluttery and melting, خیلی آهسته حرف می‌زد چشم‌هایش گرم شده بودند دودو می‌زدند و به نظر می‌آمد که دارند ذوب می‌شوند، mizan_test_en_fa a soft flush on her cheeks that did not go away. و سرخی ملایمی بر گونه‌هایش نشسته بود که زایل نمی‌شد mizan_test_en_fa ;I don't know,; he laughed, ;unless just by loving you, مارتین خندید نمی‌دانم شاید فقط با عاشق شدن به خودت توانسته‌ام چنین کنم، mizan_test_en_fa for I loved you hard enough to melt the heart of a stone, much less the heart of the living, breathing woman you are.; زیرا چنان عشق سوزانی به تو دارم که می‌تواند قلب هر سنگی را آب کند تا چه رسد به قلب زنی زنده و روح‌بخش چون نو mizan_test_en_fa ; She was looking into his eyes at the moment, در این لحظه به درون چشمانش مارتین می‌نگریست و همچنان که به سخنانش ادامه می‌داد، mizan_test_en_fa but her own dropped as she continued, ;You see, I didn't know what this was like.; خودش را از آغوش مارتین پایین انداخت راستش نفهمیدم این چه بود mizan_test_en_fa He offered to draw her toward him again, مارتین خواست دوباره او را به طرف خودش بکشد، mizan_test_en_fa but it was no more than a tentative muscular movement of the girdling arm, اما کاری جز حرکت عضلانی آزمایشی بازوی حلقه شده‌اش نکرد، mizan_test_en_fa for he feared that he might be greedy. چون می‌ترسید خودش را آدمی حریص معرفی کند، mizan_test_en_fa He felt like assuring her that mothers' hearts were not so easily broken, مارتین احساس کرد می‌خواهد به او اطمینان دهد که دل‌های مادران به سادگی نمی‌شکنند، mizan_test_en_fa but instead he said, ;And love is the greatest thing in the world.; اما در عوض گفت و عشق بزرگ‌ترین پدیده‌ی عالم است mizan_test_en_fa And we are fortunate above most, for we have found our first love in each other. از همه هم خوشبخت‌تریم چون نخستین عشق را در یکدیگر یافته‌ایم، mizan_test_en_fa ; ;But that is impossible! ; she cried, withdrawing herself from his arms with a swift, passionate movement. روت در حالی که خود را با حرکتی تند و آتشین از آغوش او عقب می‌کشید فریاد برآورد، اما این غیرممکن است، mizan_test_en_fa And to Martin Eden's supreme surprise, مارتین ایدن با شگفتی دید، mizan_test_en_fa she burst into a storm of tears that took more kisses than one and many caresses to drive away. که روت ناگهان دستخوش چنان توفانی از اشک شده است که فرو نشاندنش به بیش از یکی دو بوسه و چندین نوازش عاشقانه نیاز دارد، mizan_test_en_fa And all the while there was running through his head Kipling's line: ;_ در ضمن یک سطر از نوشته‌های کیپلینگ همچنان در مغزش موج می‌زد، mizan_test_en_fa And the Colonel's lady and Judy O'Grady are sisters under their skins_. ; و معشوقه‌ی سرهنگ و جودی او گرادی دو خواهرند در زیر یک پوست خودشان mizan_test_en_fa It was all right enough, down whence he had come, for youths and maidens to win each other by contact; در میان طبقاتی که مارتین از میان‌شان برخاسته بود پسرها و دخترهای جوان بی‌آنکه با مشکلی روبه‌رو شوند با یک‌دیگر تماس می‌گرفتند و یک‌دیگر را بر می‌گزیدند، mizan_test_en_fa but for the exalted personages up above on the heights to make love in similar fashion had seemed unthinkable. اما اصلا در تصورش نمی‌گنجید که جوانان طبقات بالا نیز عشق‌شان را به همین شکل به یکدیگر بیان کنند، mizan_test_en_fa The same pressures and caresses, unaccompanied by speech, that were efficacious with the girls of the working class, were equally efficacious with the girls above the working class. آن بوسه‌ها و نوازش‌ها بی‌آنکه با کلمه‌ای همراه شده باشند همچنان که در دختران متعلق به طبقه‌ی کارگر مؤثر می‌افتادند، mizan_test_en_fa They were all of the same flesh, after all, sisters under their skins; همگی رگ و پی مشابهی دارند خواهرانی در زیر پوست‌های خویشند mizan_test_en_fa As he held Ruth in his arms and soothed her, همزمان که روت را در آغوش گرفته بود و تسکین می‌داد، mizan_test_en_fa he took great consolation in the thought that the Colonel's lady and Judy O'Grady were pretty much alike under their skins. به خودش با این اندشه دلداری داد که معشوقه‌ی سرهنگ و جودی او گرادی در زیر پوست‌های خودشان چقدر به هم شباهت داشته‌اند mizan_test_en_fa ;Besides, I am older than you,; she remarked suddenly, opening her eyes and looking up at him, ;three years older.; روت ناگهان چشم‌ها را گشود رو به بالا به چهره‌ی مارتین نگریست و گفت گذشته از این سن من از سن تو بیشتر است چهار سال بزرگترم mizan_test_en_fa In truth, they were children together, so far as love was concerned, در حقیقت هر دو تا جایی که به عشق مربوط می‌شد بچه بودند، mizan_test_en_fa and they were as naive and immature in the expression of their love as a pair of children, و در بیان عشق‌شان نیز همچون یک جفت بچه‌ی خام و نابالغ عمل می‌کردند، mizan_test_en_fa and this despite the fact that she was crammed with a university education and that his head was full of scientific philosophy and the hard facts of life. هرچند روت تحصیلات دانشگاهی داشت و مغز مارتین پر از فلسفه‌ی علمی و واقعیات سر سخت زندگی بود، mizan_test_en_fa They sat on through the passing glory of the day, آن روز پرافتخار را همچنان که نشسته بودند، mizan_test_en_fa talking as lovers are prone to talk, با گفتگوهای عاشقانه به پایان می‌بردند، mizan_test_en_fa marvelling at the wonder of love and at destiny that had flung them so strangely together, و از شگفتی عشق و سرنوشتی که آن دو را این‌چنین به سوی یکدیگر پرتاب کرده بود انگشت به دهان مانده بودند، mizan_test_en_fa and dogmatically believing that they loved to a degree never attained by lovers before. و مانند جزمیمون گمان می‌کردند شدت عشق‌شان چندان است که هیچ یک از عاشق و معشوق‌ها در جهان به گردشان نمی‌رسند، mizan_test_en_fa they returned insistently, again and again, to a rehearsal of their first impressions of each other and to hopeless attempts to analyze just precisely what they felt for each other and how much there was of it. مصرانه بارها و بارها تأثیراتی را که از نخستین دیدارشان به یاد داشتند تلاش‌های بیهوده‌شان برای تحلیل دقیق احساسی که از یکدیگر به‌دست آورده بودند و این که تا چه اندازه تحت تأثیر قرار گرفته بودند یادآوری کردند mizan_test_en_fa The cloud masses on the western horizon received the descending sun, and the circle of the sky turned to rose, توده‌های ابر در افق باختر به خورشید شامگاهی رسیدند و گنبد مینا را شنگرف را شنگرف پوش کردند، mizan_test_en_fa while the zenith glowed with the same warm color. در حالی که هوای بالای سرشان با همان رنگ آتشین نفس آدمی را می‌گرفت، mizan_test_en_fa The rosy light was all about them, flooding over them, as she sang, ;Good by, Sweet Day. دور تا دورشان را انوار شنگرفی پوشانده بود و از هر سو بر آن‌ها یورش می‌آورد و روت آواز خداحافظ روز شیرین را سر داده بود، mizan_test_en_fa Mrs. Morse did not require a mother's intuition to read the advertisement in Ruth's face when she returned home. وقتی روت به خانه برگشت خانم مورش برای آنکه از چهره‌ی روت به آنچه رخ داده بود پی ببرد نیازی به کشف و شهود مادرانه نداشت، mizan_test_en_fa The flush that would not leave the cheeks told the simple story, رنگ سرخی که از گونه‌هایش دور نمی‌شد قصه‌ی ساده‌ای را بیان می‌کرد، mizan_test_en_fa and more eloquently did the eyes, large and bright, reflecting an unmistakable inward glory. از آن رساتر قصه‌ی چشم‌های بزرگ و درخشانش بود که حکایت از افتخاری درونی داشتند، mizan_test_en_fa But I couldn't help it. اما من چاره‌ای نداشتم، mizan_test_en_fa I did not dream that I loved him until that moment. تا آن تحظه حتی تصورش را نمی‌کردم که عاشقش شده باشم، mizan_test_en_fa And you must tell father for me.; و شما باید از جانب من با پدرم صحبت کنید mizan_test_en_fa Our plans go no farther than your marrying some man in your own station in life, نقشه‌ی ما چیزی جز این نیست که تو با مردی در ردیف خودت، mizan_test_en_fa a good and honorable gentleman, whom you will select yourself, when you love him.; با یک آقای خوب و شریف ازدواج کنی البته وقتی خودت انتخابش کنی و عاشقش شوی mizan_test_en_fa ;We would not influence your choice in any way; ما به هیچ‌وجه در انتخاب تو اعمال نفوذ نمی‌کنیم، mizan_test_en_fa but you are our daughter, and we could not bear to see you make a marriage such as this. اما تو دختر ما هستی و ما هم نمی‌توانیم تحمل کنیم که تو به یک چنین ازدواجی تن داده‌ای، mizan_test_en_fa but comfort is another matter, اما آسایش چیز دیگری است، mizan_test_en_fa and our daughter should at least marry a man who can give her that و دختر ما باید با مردی ازدواج کند که بتواند چنین آسایشی برایش فراهم آورد، mizan_test_en_fa and not a penniless adventurer, a sailor, a cowboy, a smuggler, نه به یک ماجراجوی آسمان جل ملوان گاوچران قاچاقچی mizan_test_en_fa and Heaven knows what else, who, in addition to everything, is hare brained and irresponsible.; و خدا می‌داند چه کارهای دیگری کرده که گذشته از همه‌ی این‌ها سبک مغز و بی‌مسئولیت هم هست mizan_test_en_fa I never thought to love him, but, you see, I do,; هرگز فکر نمی‌کردم عاشق او بشوم اما حالا می‌بینید که عاشقش شده‌ام mizan_test_en_fa she concluded, a certain faint triumph in her voice. صحبتش را در حالی که لحن پیروزمندانه‌ی خفیفی به خود گرفته بود پایان داد، mizan_test_en_fa Here was this sailor fellow, the only accessible man at the moment, این پسر ملوان تنها جوانی بود که دستش به او رسید، mizan_test_en_fa and of course she promptly loved him, or thought she did, which amounts to the same thing.; و او هم بی‌درنگ عاشقش شد خیال کرد که عاشقش شده است که نتیجه‌اش یکی است mizan_test_en_fa Young women and young men, all sorts of young men, clever men, men who have done something , مردها و زن‌های جوان را همه جور مرد جوان مردهای زرنگ مردهایی که کاری کرده‌اند، mizan_test_en_fa or who are doing things, men of her own class, gentlemen, She can gauge him by them. یا به کارهای مهمی مشغولند مردهایی از طبقه‌ی خودش شیک و آقا روت می‌تواند مارتین را با این‌ها بسنجد، mizan_test_en_fa Martin frowned inwardly at the citation of that worthy gentleman, and went on: مارتین در درون با شنیدن نام این آقا کمی عصبانی شد اما به حرفش ادامه داد، mizan_test_en_fa ;I put stamps on all my manuscripts and started them off to the editors again. تمام دستنوشت‌هایم را توی پاکت تمبردار گذاشتم و دوباره برای سردبیرها فرستادم، mizan_test_en_fa ;A position! ; she cried, betraying the gladness of her surprise in all her body, nestling closer to him, pressing his hand, smiling. روت درحالی که شادمانی و شگفتی‌اش را با اندام‌هایش بیان می‌کرد به مارتین نزدیک‌تر شد دست او را فشرد خندید و گفت کار گرفتی! mizan_test_en_fa Also, I've been reading Spencer's 'Philosophy of Style,' همچنین کتاب فلسفه‌ی سبک اثر اسپنسر را خواندم، mizan_test_en_fa and found out a lot of what was the matter with me or my writing, rather; و به بسیاری از مشکلات خودم یا به عبارت بهتر به مشکلات نویسندگی‌ام واقف شدم، mizan_test_en_fa and for that matter with most of the writing that is published every month in the magazines.; و فهمیدم که چرا هر هفته این‌همه مطلب در مجله‌ها چاپ می‌شود mizan_test_en_fa I shall leave masterpieces alone and do hack work jokes, paragraphs, feature articles, شاهکارها را تنها خواهم گذاشت و به چرند و پرند نویسی انواع لطیفه قطعات و مقالات کوتاه، mizan_test_en_fa humorous verse, and society verse all the rot for which there seems so much demand. اشعار فکاهی اشعار محفلی و مزخرفات دیگری که ظاهرا این‌همه خریدار دارند خواهم پرداخت mizan_test_en_fa When I first tried to write, I had nothing to write about except a few paltry experiences which I neither understood nor appreciated. وقتی نخستین بار کوشیدم سیاه روی سفید بیاورم چیزی برای گفتن نداشتم به‌جز چند تجربه‌ی ناقابل که نه خودم ازشان سر در می‌آورم نه قدرشان را می‌دانستم، mizan_test_en_fa That was when I began to do good work, این هنگامی بود که خوب کار می‌کردم، mizan_test_en_fa when I wrote 'Adventure,' 'Joy,' 'The Pot,' 'The Wine of Life,' 'The Jostling Street,' the 'Love cycle,' and the 'Sea Lyrics. ' هنگامی بود که داستان‌های ماجرا لذت کوزه شراب زندگی خیابان پردعوا مدار عشق و غزل‌های دریایی را نوشتم mizan_test_en_fa and just as I was going to bed, the thought struck me to try my hand at a triolet a humorous one; و در لحظاتی که توی رختخوابم می‌رفتم این فکر به سرم زد که تلاشی بکنم و چند تا تریولت از نوع فکاهی بنویسم mizan_test_en_fa and inside an hour I had written four. در یک ساعت چهر تا نوشتم، mizan_test_en_fa And furthermore, the hack work keeps me in touch with things literary and gives me time to try bigger things.; و گذشته از این چرند و پرند نویسی مرا با مسایل و نوشته‌های ادبی در تماس نگه می‌دارد و فرصتی برای نوشتن چیزهای بهتر برایم فراهم می‌آورد mizan_test_en_fa ,; he asserted stoutly, putting his arm around her and drawing a very unresponsive sweetheart toward him, مارتین در حالی که دستش را به گرد کمر روت می‌انداخت و یار رام و شیرینش را به سوی خود می‌کشید محکم گفت، mizan_test_en_fa ;Then we'll get married on triolets that will sell, در این صورت با تکیه بر تربولت‌هایی که فروش می‌روند ازدواج می‌کنیم mizan_test_en_fa But to save me I can't see any difference between writing jokes , اما من برای آنکه خودم را نجات بدهم برایم فرقی نمی‌کند که لطیفه بنویسیم، mizan_test_en_fa or comic verse and running a type writer, taking dictation, or keeping sets of books. یا شعر فکاهی یا پشت ماشین تحریر بنشینم یادداشت‌برداری کنم یا از دفترهای محاسبات نگه‌داری کنم mizan_test_en_fa It is all a means to an end, Your theory is for me to begin with keeping books in order to become a successful lawyer or man of business. همه‌ی این‌ها وسیله‌ی برای رسیدن به یک هدف نظر تو این است که کار را از حسابداری آغاز کنم تا در آینده حقوقدان یا بازرگانی موفق بشوم، mizan_test_en_fa I want the best of everything in the world for you, من از هر چیزی که در جهان وجود دارد بهترینش را برای تو می‌خواهم، mizan_test_en_fa and the only time when I won't want it will be when there is something better. و تنها زمانی که چنین آرزویی نداشته باشم آن زمانی است که چیزی بهتر وجود نداشته باشد mizan_test_en_fa I had thought, and I still think, that the best thing for you would be to study shorthand فکر می‌کردم و هنوز فکر می‌کنم که بهترین کار برای تو این است که شورتهند را یاد بگیری mizan_test_en_fa you already know type writing and go into father's office. حالا که ماشین کردن را بلدی و بروی به دفتر کار پدرم، mizan_test_en_fa In the breathing spell of the vacation he had taken, he had spent many hours in self analysis, در تعطیلات کوتاهی که مارتین به خود داده بود هر روز ساعت‌ها صرف خود کاوی کرده بود، mizan_test_en_fa and thereby learned much of himself. و از این راه خودش را بیش از گذشته شناخته بود mizan_test_en_fa He wanted to be great in the world's eyes; مارتین می‌خواست در چشم جهانیان بزرگ شود mizan_test_en_fa ;to make good,; as he expressed it, به قول خودش پیش ببرد mizan_test_en_fa in order that the woman he loved should be proud of him and deem him worthy. تا زنی که وی عاشقش است به وجودش افتخار کند و ارزشی فراوان برایش قایل شود، mizan_test_en_fa In spite of every advantage of university training, با وجود امتیازهایی که روت از لحاظ تحصیلات دانشگاهی داشت، mizan_test_en_fa and in the face of her bachelorship of arts, his power of intellect overshadowed hers, و با وجود درجه‌ی لیسانس ادبیاتش قدرت فکری او قدرت فکری روت را تحت‌الشعاع قرار می‌داد، mizan_test_en_fa and his year or so of self study and equipment gave him a mastery of the affairs of the world and art and life that she could never hope to possess. و یک سال و اندی مطالعه و تجهیز شخصی‌اش او را چنان بر امور جهان هنر و زندگی مسلط کرده بود که روت حتی نمی‌توانست در آرزویش باشد، mizan_test_en_fa but by a refined process of the same scientific reasoning he reached the conclusion that the human organism achieved its highest purpose in love, اما به کمک روش پالوده‌ی همان استدلال علمی به این نتیجه رسید که ارگانیسم انسان در عشق به والاتری هدفش می‌رسد، mizan_test_en_fa that love must not be questioned, but must be accepted as the highest guerdon of life. می‌فهمید که نباید در عشق تردید کند بلکه باید آن را به عنوان بیشترین پاداش زندگی بپذیرد، mizan_test_en_fa Thus, he considered the lover blessed over all creatures, and it was a delight to him to think of ;God's own mad lover,; بدین ترتیب او آدم عاشق را خوشبخت‌تر از همه‌ی موجودات می‌پنداشت و وقتی در ذهنش مجسم می‌کرد که عاشق دیوانه‌ی خدا mizan_test_en_fa rising above the things of earth, above wealth and judgment, public opinion and applause, rising above life itself and ;dying on a kiss.; از بقیه مخلوقات این کره‌ی خاکی از ثروت و قضاوت افکار عمومی و کف زدن‌های مردم برتر است حتی از خود برتر است و در راه یک بوسه جان می‌دهد غرق در خوشی و لذتی بیکران می‌شد mizan_test_en_fa In the meantime he worked, taking no recreation except when he went to see Ruth, and living like a Spartan. در این ضمن کار می‌کرد استراحت به خودش نمی‌داد به‌جز مواردی که به دیدن روت می‌رفت نوعی زندگی با انظباط نظامی برای خودش درست کرده بود، mizan_test_en_fa a virago and a widow, hard working and harsher tempered, این خانم زنی پتیاره و بیوه سخت کوش و تندجو بود، mizan_test_en_fa rearing her large brood of children somehow, که گله‌ی بزرگ بچه‌هایش را به هر ترتیب پرورش می‌داد، mizan_test_en_fa and drowning her sorrow and fatigue at irregular intervals in a gallon of the thin, sour wine that she bought from the corner grocery and saloon for fifteen cents. و اندوه خستگی‌اش را در فرصت‌های ناپیوسته‌ای که به دست می‌اورد در بطری بزرگ شراب آبکی و ترشی که از بقالی و رستوران نبش خیابان به پانزده سنت می‌خرید غرق می‌کرد، mizan_test_en_fa She cooked, and all ate, او آشپزی می‌کرد و بقیه می‌خوردند، mizan_test_en_fa in the kitchen, where she likewise washed, starched, and ironed clothes on all days of the week except Sunday; توی آشپزخانه کارهای رخت‌شویی آهار زنی و اتوکشی لباس‌ها در تمام روزهای هفته به استثنای یکشنبه انجام می‌گرفت، mizan_test_en_fa for her income came largely from taking in washing from her more prosperous neighbors. و در آمدش از محل شستشوی لباس‌های تأمین می‌شد که از همسایگان مرفه‌تر می‌گرفت، mizan_test_en_fa Remained the bedroom, small as the one occupied by Martin, باقی می‌ماند یک اتاق خواب به کوچکی همان اتاقی که مارتین اجاره کرده بود، mizan_test_en_fa into which she and her seven little ones crowded and slept. که ماریا به اضافه‌ی هفت بچه‌ی قد و نیم قدش همان‌جا در هم می‌لولیدند و می‌خوابیدند، mizan_test_en_fa It was an everlasting miracle to Martin how it was accomplished, زندگی این زن به معجزه‌ای می‌مانست و مارتین در حسرت بود، mizan_test_en_fa and from her side of the thin partition he heard nightly every detail of the going to bed, که او چگونه از عهده‌ی این همه سختی بر می‌آید از تیغه‌ی نازکی که اتاق او را از اتاق خواب آن‌ها جدا می‌کرد هرشب تمام جزییات مربوط به خواباندن بچه‌ها، mizan_test_en_fa the squalls and squabbles, the soft chattering, and the sleepy, twittering noises as of birds. جیغ و دادها تشرهاپچ‌پچ‌های آرام صداهای خواب آلود و چهچه زدن‌های بچه‌ها به‌سان پرندگان را می‌شنید mizan_test_en_fa Another source of income to Maria were her cows, two of them, یکی دیگر از منابع درآمد ماریا دو گاوی بود، mizan_test_en_fa which she milked night and morning and which gained a surreptitious livelihood from vacant lots and the grass that grew on either side the public side walks, که هر صبح و شب می‌دوشیدشان و به زمین‌های خالی اطراف می‌فرستادشان تا علف‌هایی را که در دو طرف پیاده‌روها می‌روییدند بچرند، mizan_test_en_fa attended always by one or more of her ragged boys, البته همیشه یک یا چند از بچه‌های ژنده‌پوشش را با گاوها همراه می‌کرد، mizan_test_en_fa whose watchful guardianship consisted chiefly in keeping their eyes out for the poundmen. و وظیفه‌ی اصلی‌شان این بود که مواظب باشند مأموران جمع‌اوری جانوران ولگرد و بی‌صاحب گاوها را نگیرند، mizan_test_en_fa Before the one window, looking out on the tiny front porch, was the kitchen table that served as desk, library, and type writing stand. جلو تنها پنجره‌ی اتاقش که رو به هشتی باریک روبه‌رو باز می‌شد میز خوراک‌پزی‌اش را گذاشته که به عنوان میز تحریرکتابخانه و میز ماشین‌نویسی از آن استفاده می‌کرد، mizan_test_en_fa The table was flanked on one side by a gaudy bureau, در یک طرف میز گنجه‌ای کشودار قرار داشت، mizan_test_en_fa manufactured for profit and not for service, the thin veneer of which was shed day by day. که نه برای استفاده بلکه برای سود ساخته شده بود چون روکش براقش هر روز تکه‌تکه می‌شد و می‌ریخت، mizan_test_en_fa This bureau stood in the corner, and in the opposite corner, on the table's other flank, was the kitchen این گنجه را گوشه‌ی اتاق گذاشته بود و در گوشه‌ی مقابل در آن طرف میز آشپزخانه‌اش را برپا کرده بود mizan_test_en_fa the oil stove on a dry goods box, inside of which were dishes and cooking utensils, خوراک‌پز نفتی را روی یک جعبه‌ی چوبی گذاشته بود و توی جعبه را با ظروف و وسایل پخت و پز پر کرده بود، mizan_test_en_fa a shelf on the wall for provisions, and a bucket of water on the floor. تاقچه‌ای روی دیوار برای بنشن و غیره ساخته بود و یک سطل آب هم روی کف اتاق گذاشته بود، mizan_test_en_fa Martin had to carry his water from the kitchen sink, there being no tap in his room. مارتین مجبور بود برای آوردن آب به آشپزخانه‌ی ماریا برود چون در اتاق خودش شیر نگذاشته بودند، mizan_test_en_fa On days when there was much steam to his cooking, the harvest of veneer from the bureau was unusually generous. روزهایی که آشپزی‌اش اتاق را پر از بخار می‌کرد محصول ریزش روکش گنجه‌ی کشودار فوق‌العاده فراوان می‌شد، mizan_test_en_fa but the tribe of Silva, loosening the bearings and puncturing the tires, had driven him out. اما قبیله‌ی ماریا سیلوا پیچ چرخ‌هایش را باز کرده و لاستیک‌هایش را پنجر کردند و او را مجبور کردند دوچرخه‌اش را بردارد و جای دیگری ببرد mizan_test_en_fa Next he attempted the tiny front porch, until a howling southeaster drenched the wheel a night long. بعد از زیرزمین کوشید توی هشتی باریک روبه‌روی پنجره بگذاردش تا آنکه یک شب باد جنوب شرقی که تا صبح زوزه می‌کشید دوچرخه را برد و توی حوض انداخت mizan_test_en_fa Hand in hand with reading, he had developed the habit of making notes, در کنار کتاب خواندن خودش را به یادداشت‌برداری نیز عادت داده بود، mizan_test_en_fa and so copiously did he make them that there would have been no existence for him in the confined quarters had he not rigged several clothes lines across the room on which the notes were hung. و به قدری زیاد یادداشت‌برداری می‌کرد که اگر دور تا دور اتاقش را طناب کوبی نمی‌کرد تا این یادداشت‌ها را از آن‌ها بیاویزد دیگر جایی برایش در این چاردیواری باقی نمی‌ماند تا زندگی کند با این حال دور و برش به قدری شلوغ شده بود mizan_test_en_fa To go from the door to the head of the bed was a zigzag course that he was never quite able to accomplish in the dark without collisions. برای آنکه از پهلو در تا بالای تخت برود می‌بایست یک مسیر پرپیچ و خم را می‌پیمود و در تاریکی بدون برخورد به چیزهای دیگر هیچ‌گاه نمی‌توانست این راه را طی کند، mizan_test_en_fa With a sudden twitch and lurch, he terminated the sheer and bore off to the right along a sort of canal, این انحراف به چپ را با یک‌بار جمع کردن و پراندن خودش به پایان می‌رساند و به مسیری شبیه به آب‌راهی باریک می‌افتاد، mizan_test_en_fa one bank of which was the bed, the other the table. که یک دیوارش تختخواب و دیوار دیگرش میز بود mizan_test_en_fa When the chair was not in use, it reposed on top of the bed, though sometimes he sat on the chair when cooking, وقتی کاری با صندلی نداشت آن را روی تختخواب می‌انداخت گاهی هم هنگام آشپزی روی صندلی می‌نشست، mizan_test_en_fa reading a book while the water boiled, و در حالی که آب به جوش می‌آمد او هم کتابش را می‌خواند، mizan_test_en_fa and even becoming skilful enough to manage a aragraph or two while steak was frying. و حتی به‌قدری در این کار مهارت پیدا کرده بود که وقتی گوشت توی ماهی‌تابه سرخ می‌شد او می‌توانست یک یا دو پاراگراف کتاب بخواند mizan_test_en_fa Also, so small was the little corner that constituted the kitchen, همچنین گوشه‌ی کوچکی از اتاقش که آشپزخانه به شمار می‌رفت و به قدری کوچک بود، mizan_test_en_fa he was able, sitting down, to reach anything he needed. که مارتین می‌توانست بنشیند و دستش را دراز کند و هرچه نیاز دارد بردارد mizan_test_en_fa Pea soup was a common article in his diet, as well as potatoes and beans, نخود آب یکی از اقلام ثابت غذایی‌اش بود به اضافه‌ی سیب‌زمینی و باقلا، mizan_test_en_fa the latter large and brown and cooked in Mexican style. که باقلا را از نوع درشت و قهوه‌اش انتخاب می‌کرد و مانند مکزیکی‌ها می‌پخت، mizan_test_en_fa Dried fruits were less expensive than fresh, میوه‌های خشک از میوه‌های تازه ارزانتر بودند، mizan_test_en_fa and he had usually a pot of them, cooked and ready at hand, for they took the place of butter on his bread. و مارتین معمولا یک ظرف پر از میوه‌ی خشک در اتاقش داشت پخته و آماده‌ی خوردن چون این‌ها را به جای کره روی نان می‌گذاشت و می‌خورد، mizan_test_en_fa he was so far from his market that weeks must elapse before he could hope for the first returns from his hack work. خودش نیز چنان از بازار کارش دور بود که می‌بایست هفته‌ها سپری می‌شدند تا او امیدی به دریافت نخستین پاداش‌های چرند و پرند نویسی‌اش داشته باشد، mizan_test_en_fa Except at such times as he saw Ruth, or dropped in to see his sister Gertude, he lived a recluse, به‌استثنای مواقعی که به دیدن روت می‌رفت یا سری به خواهرش گرترود می‌زد منزوی بود، mizan_test_en_fa in each day accomplishing at least three days' labor of ordinary men. و هر روز به طور متوسط به اندازه‌ی سه نفر کار انجام می‌داد، mizan_test_en_fa He slept a scant five hours, همچنان پنج ساعت در شبانه روز می‌خوابید، mizan_test_en_fa and only one with a constitution of iron could have held himself down, as Martin did, day after day, to nineteen consecutive hours of toil. فقط آدمی با اندام‌های پولادین می‌توانست در چنین شرایطی زیر فشار نوزده ساعت کار پیوسته و بی‌تعطیلی دوام بیاورد، mizan_test_en_fa Every strange or partly familiar word encountered in his reading was immediately jotted down, در جریان مطالعاتش به هر واژه‌ی بیگانه یا نسبتا آشنایی که برمی‌خورد بی‌درنگ یادداشت می‌کرد، mizan_test_en_fa and later, when a sufficient number had been accumulated, were typed and pinned to the wall or looking glass. و بعدا وقتی تعدادشان زیاد می‌شد ماشین‌شان می‌کرد و روی آینه یا دیوار می‌چسباند، mizan_test_en_fa Reading the works of men who had arrived, با خواندن نوشته‌های کسانی که تازه وارد روزنامه‌ها شده بود، mizan_test_en_fa he noted every result achieved by them, and worked out the tricks by which they had been achieved به تک‌تک نتیجه‌گیری‌شان توجه می‌کرد و به رموز کارشان پی می‌برد mizan_test_en_fa the tricks of narrative, of exposition, of style, the points of view, the contrasts, the epigrams; رموز روایت‌پردازی توصیف سبک نقطه نظرها متضادها و نکته‌های معنی‌دار mizan_test_en_fa He drew up lists of effective and fetching mannerisms, فهرست‌هایی از سبک گزینی‌های مؤثر و گیرا تهیه کرد، mizan_test_en_fa till out of many such, culled from many writers, he was able to induce the general principle of mannerism, تا آنکه از میان چندین فهرست که از کارهای بسیاری از نویسندگان گلچین کرده بود توانست اصل کلی سبک گزینی را استنباط کند، mizan_test_en_fa and, thus equipped, to cast about for new and original ones of his own, and to weigh and measure and appraise them properly. و برای افکندن طرح سبک‌های نو و اصیل خودش مجهز شود و آن‌ها را به‌درستی ارزیابی کند بستاید و بسنجد، mizan_test_en_fa In similar manner he collected lists of strong phrases, the phrases of living language, به همین طریق فهرست‌هایی از عبارت‌های قوی عبارت‌های زبان زنده، mizan_test_en_fa phrases that bit like acid and scorched like flame, عبارت‌هایی که چون اسید می‌خورند و چون آتش می‌سوزانند، mizan_test_en_fa or that glowed and were mellow and luscious in the midst of the arid desert of common speech. یا عبارت‌هایی که می‌تابیدند و در بیابان لم‌یزرع گفتار عامیانه مچون میوه‌های نرم و شیرین بودند فراهم آورد، mizan_test_en_fa He dissected beauty in his crowded little bedroom laboratory, بلکه آن را در آزمایشگاه اتاق خواب کوچکش، mizan_test_en_fa where cooking smells alternated with the outer bedlam of the Silva tribe; که گاه از انواع بوها پر می‌شد و گاه جیغ و داد تیمارستان ماریا سیلوا از در و دیوارش به درون یورش می‌آوردند می‌شکافت، mizan_test_en_fa and, having dissected and learned the anatomy of beauty, he was nearer being able to create beauty itself. و تشریح می‌کرد و پس از شکافتن و آشنا شدن با کالبد زیبایی به آفرینش آن نزدیکتر می‌شد، mizan_test_en_fa He could not work blindly, in the dark, ignorant of what he was producing and trusting to chance and the star of his genius that the effect produced should be right and fine. نمی‌توانست با چشم بسته در تاریکی نا آگاه از آنچه می‌آفریند و با چشم دوختن به تصادف و ستاره‌ی نبوغش به‌اید امید که نتیجه‌ای که بار می‌آورد درست و زیبا خواهد بود کار کند، mizan_test_en_fa His was deliberate creative genius, and, before he began a story or poem, او نبوغی خلاق و روشن داشت و پیش از آنکه دست به نوشتن داستان یا شعری بزند، mizan_test_en_fa the thing itself was already alive in his brain, خود آن داستان یا شعر به صورت زنده در مغزش وجود داشت، mizan_test_en_fa with the end in sight and the means of realizing that end in his conscious possession. هدف یا پایان داستان را جلو چشمش می‌دید و وسایل دست‌یابی به آن هدف را در اختیار داشت، mizan_test_en_fa On the other hand, he appreciated the chance effects in words and phrases that came lightly and easily into his brain, از طرف دیگر تأثیرات تصادفی و جنبی کلمات و عباراتی را که به‌سادگی و آرامی به مغزش راه می‌یافتند، mizan_test_en_fa and that later stood all tests of beauty and power and developed tremendous and incommunicable connotations. و بعدها با سر بلندی از تمام آزمایش‌های زیبایی و قدرت می‌گذشتند و به آفرینش مفاهیم ضمنی بی‌پایان و انتقال‌ناپذیر کمک می‌کردند در می‌یافت، mizan_test_en_fa Before such he bowed down and marvelled, پیش از این کار سرش را روی کتاب خم می‌کرد و درشگفت می‌شد، mizan_test_en_fa knowing that they were beyond the deliberate creation of any man. و می‌دانست که آفریدن این‌ها از حیطه‌ی قدرت خلاقیت هر آدمی خارج است، mizan_test_en_fa And no matter how much he dissected beauty in search of the principles that underlie beauty and make beauty possible, برایش هیچ مهم نبود که در جستجوی اصل بنیادی زیبایی و آفریدن زیبایی تا چه حدی باید اندام‌های زیبایی را بشکافد و تشریح کند، mizan_test_en_fa he was aware, always, of the innermost mystery of beauty to which he did not penetrate and to which no man had ever penetrated. چون همیشه از رموز پنهان و درونی زیبایی که هنوز نتوانسته بود به درونش رخنه کند و هیچ انسان دیگری هم به درونش رخنه نکرده بود آگاه بود، mizan_test_en_fa He knew full well, from his Spencer, that man can never attain ultimate knowledge of anything, در اثر مطالعه‌ی کتاب‌های اسپنسر به خوبی دریافته بود که انسان هرگز نمی‌تواند به شناخت غایی اشیاء و پدیده‌ها برسد، mizan_test_en_fa and that the mystery of beauty was no less than that of life و رمز زیبایی چیزی بیش از رمز زندگی بود mizan_test_en_fa nay, more that the fibres of beauty and life were intertwisted, نه حتی بیشتر بافت‌های زیبایی و زندگی درهم بافته و پیچیده بودند، mizan_test_en_fa and that he himself was but a bit of the same nonunderstandable fabric, twisted of sunshine and star dust and wonder. و او فقط ذره‌ای از آن بافت ناشناختی بود که از درهم بافته شدن روشنایی خورشیدغبار ستارگان و شگفتی ساخته شده بود، mizan_test_en_fa In fact, it was when filled with these thoughts that he wrote his essay entitled ;Star dust,; درواقع مارتین پس از آنکه مغزش را با این اندیشه‌ها انباشت مقاله‌ی غبار ستاره را نوشت، mizan_test_en_fa in which he had his fling, not at the principles of criticism, but at the principal critics. و در آن نه اصول انتقاد بلکه منتقدان بزرگ را به باد مسخره گرفت، mizan_test_en_fa It was a habit he developed, of incubating and maturing his thought upon a subject, and of then rushing into the type writer with it. به این روش عادت کرده بود فکری را که دربارة ی موضوعی در سر می‌پروراند مدتی کشت می‌داد تا رشد کند آنگاه می‌رفت سراغ ماشین تحریر، mizan_test_en_fa The writing of it was the culminating act of a long mental process, روی کاغذ آوردن اندیشه نقطه‌ی اوج یک سلسله فعل و انفعال ذهنی، mizan_test_en_fa the drawing together of scattered threads of thought and the final generalizing upon all the data with which his mind was burdened. به هم نزدیک کردن سرنخ‌های اندیشه‌های از هم گسسته و جمع‌بندی نهایی تمام اطلاعاتی بود که بر مغزش سنگینی می‌کردند، mizan_test_en_fa It was in a way akin to that common habit of men and women troubled by real or fancied grievances, این کار به گونه‌ای به آن عادت مشترک مردها و زن‌ها شباهت داشت که در اثر اندوهی خیالی یا واقعی، mizan_test_en_fa who periodically and volubly break their long suffering silence and ;have their say; هرچند وقت یک‌بار سکوت دیرنده و سنگین‌شان را می‌شکنند و حرفشان را می‌زنند و می‌زنند mizan_test_en_fa till the last word is said. تا آنکه دیگر چیزی برای گفتن نداشته باشند، mizan_test_en_fa Caught in the pinch with a part sack of rice and a few pounds of dried apricots, روزگار تنگدستی به سراغ مارتین آمده بود فقط مقداری برنج ته یک گونی، mizan_test_en_fa rice and apricots was his menu three times a day for five days hand running. و چند کیلو برگه‌ی زردآلو داشت پنج روز متوالی روزی سه بار برنج و زردآلو خورد و قلم زد، mizan_test_en_fa The Portuguese grocer, to whom he had hitherto paid cash, called a halt when Martin's bill reached the magnificent total of three dollars and eighty five cents. بقال پرتغالی که مارتین تا آن روز همه چیز را نقد از او می‌خرید وقتی صورت حسابش به رقم بسیار درشت سه دلار و هشتاد و پنج سنت رسید اعلام کرد دیگر نسیه نمی‌دهد، mizan_test_en_fa then, to show that it was purely business foresight and not prejudice, سپس برای آنکه نشان دهد فقط به حکم دوراندیشی کاسبکارانه عمل می‌کند نه به حکم تعصب گفت، mizan_test_en_fa ;Hava da drink on da house good friends justa da same.; بیا این نوشابه رو به حساب من سر بکش ما همون دوستای سابقیم mizan_test_en_fa The fruit store, where Martin had bought his vegetables, صاحب مغازه‌ای که مارتین انواع سبزی و میوه‌ی مصرفی‌اش را از آن می‌خرید، mizan_test_en_fa was run by an American whose business principles were so weak that he let Martin run a bill of five dollars before stopping his credit. یک آمریکایی بود و اصول داد و ستدش خیلی سست بود به طوری که به مارتین اجازه داد صورت بدهی‌اش تا پنج دلار برسد آنگاه از نسیه دادن به او خوداری کرد، mizan_test_en_fa An occasional dinner at Ruth's helped to keep strength in his body, یک بار تصادفی شام را در خانه‌ی روت خورد و باعث شد که نیروی بدنش تا مدتی حفظ شود، mizan_test_en_fa though he found it tantalizing enough to refuse further helping when his appetite was raging at sight of so much food spread before it. هرچند وقتی می‌دید آن همه غذا جلو چشمانش چیده شده است و اشتهایش را تحریک می‌کند اما نمی‌تواند بیش از اندازه بخورد سخت آزرده می‌شد، mizan_test_en_fa Now and again, though afflicted with secret shame, he dropped in at his sister's at meal time and ate as much as he dared یکی دو بار هر چند با خجالتی درونی هنگام شام و ناهار سرزده به خانه‌ی خواهرش رفت و تا می‌توانست خورد mizan_test_en_fa more than he dared at the Morse table. بیش از آنچه در خانه‌ی آقای مورس خورده بود، mizan_test_en_fa He could not hope for a meal at Ruth's, for she was away to San Rafael on a two weeks' visit; امیدی به خانه‌ی روت نداشت چون او برای دیداری دو هفته‌ای به سان رافائل رفته بود، mizan_test_en_fa and for very shame's sake he could not go to his sister's. و چون خجالتی بود روی رفتن به خانه‌ی خواهرش را نیز نداشت، mizan_test_en_fa Then it was tha Martin wore his overcoat down into Oakland, در همان بعدازظهر مارتین کتش را پوشید و به اوکلند، mizan_test_en_fa and came back without it, but with five dollars tinkling in his pocket. و بدون کت برگشت اما پنج دلار پول به دست آورده بود که جیرینگ جیرینگ توی جیبش صدا می‌کرد، mizan_test_en_fa He paid a dollar each on account to the four tradesmen, به هر کدام از چهار طلبکارش یک دلار داد، mizan_test_en_fa and in his kitchen fried steak and onions, made coffee, and stewed a large pot of prunes. و در آشپزخانه‌اش تکه گوشتی را با یکی دو تا پیاز سرخ کرد قهوه درست کرد و یک ظرف پر از آلو را گذاشت روی چراغ تا آرام‌آرام بپزد mizan_test_en_fa Later on he pawned his watch, بعدا ساعت مچی‌اش را گرو گذاشت، mizan_test_en_fa and still later his wheel, reducing the amount available for food by putting stamps on all his manuscripts and sending them out. و با خریدن تمبر و چسباندنش روی تمام پاکت‌های دستنوشت‌ها و فرستادن آن‌ها به مجله‌ها و روزنامه‌ها از مبلغ موجود برای خرید مواد غذایی‌اش کاست، mizan_test_en_fa He compared it with what he found in the newspapers, weeklies, and cheap magazines, کار خودش را با آنچه در روزنامه‌ها هفته نامه‌ها و مجلات ارزان قیمت چاپ می‌شد مقایسه کرد، mizan_test_en_fa and decided that his was better, far better, than the average; yet it would not sell. و نتیجه گرفت که نوشته‌ی او به‌مراتب از حد متوسط نوشته‌های انتشار یافته بهتر است، mizan_test_en_fa Then he discovered that most of the newspapers printed a great deal of what was called ;plate; stuff, با این حال خریدار ندارد آنگاه کشف کرد که در بیشتر روزنامه‌ها چیزهایی به نام مطالب کلیشه‌ای چاپ می‌شود، mizan_test_en_fa and he got the address of the association that furnished it. مارتین آدرس مؤسسه‌ی تهیه کننده‌ی کلیشه را پیدا کرد، mizan_test_en_fa His own work that he sent in was returned, نوشته‌ی خودش را که به آنجا که داده بود همراه با یک برگه‌ی کلیشه شده پس فرستادند، mizan_test_en_fa along with a stereotyped slip informing him that the staff supplied all the copy that was needed. و آگاهش کردند که در این برگه‌ی کلیشه شده تمام نسخه‌های موردنیاز گنجانده شده، mizan_test_en_fa And yet, from day to day, he read storiettes in the dailies and weeklies, با این حال هر روز داستان‌های کوتاه روزنامه‌ها و مجله‌های هفتگی را ده تا بیست نسخه در هفته می‌خواند، mizan_test_en_fa scores and scores of storiettes, not one of which would compare with his. که حتی یکی از آن‌ها قابل مقایسه با داستان‌های خودش نبود، mizan_test_en_fa In his despondency, he concluded that he had no judgment whatever, that he was hypnotized by what he wrote, and that he was a self deluded pretender. در حالی که دلسرد شده بود گمان کرد که قدرت تشخیص ندارد و خودش به ئسیله‌ی آنچه می‌نویسد به خواب مصنوعی می‌رود و به احتمال زیاد آدمی است خودشیفته و متناظر، mizan_test_en_fa He folded the stamps in with his manuscript, dropped it into the letter box, مارتین تمبرها را همراه با دستنوشت‌اش تا می‌کرد و توی پاکت می‌گذاشت و به دست می‌سپرد، mizan_test_en_fa and from three weeks to a month afterward the postman came up the steps and handed him the manuscript. و پس از سه هفته تا یک ماه بعد پستچی از پله‌ها بالا می‌آمد و دستنوشت را تحویلش می‌داد mizan_test_en_fa He had never received a sign of the existence of one, and from absence of judgment in rejecting all he wrote it seemed plausible that editors were myths, manufactured and maintained by office boys, typesetters, and pressmen. چون درباره‌ی تمام مطالبی که نوشته بود هیچ قضاوتی نکرده بودند برایش مسلم شده بود که سردبیرها موجوداتی افسانه‌ای‌اند و به وسیله‌ی پیشخدمت‌ها و حروف‌چین‌ها و چایچی‌ها تعمیر و نگه‌داری می‌شوند mizan_test_en_fa He was afflicted always with a gnawing restlessness, more tantalizing than in the old days before he possessed her love; همیشه اضطرابی بزرگ‌شونده بر وجودش چیره بود و بیش از روزهای عاشق شدنش او را آزار می‌داد، mizan_test_en_fa for now that he did possess her love, the possession of her was far away as ever. زیرا اکنون که عشق روت را به دل داشت تصرفش را دورتر و غیرممکن‌تر از هر زمانی می‌دید، mizan_test_en_fa This man, whose clay was so plastic that he could live in any number of pigeonholes of human existence, این مرد که خمیره‌ای چنان‌نرم داشت که می‌توانست در ده‌ها کبوترخان به عنوان زیستگاه آدمی به سر برد، mizan_test_en_fa she thought wilful and most obstinate because she could not shape him to live in her pigeonhole, which was the only one she knew. در نظر روت آدمی خودرأی و کله شق بود چون نمی‌توانست طوری شکلش دهد که به زندگی کبوترخا او و تنها کبوتر خانی که می‌شناخت تن دهد، mizan_test_en_fa he told her once, in a discussion they had over Praps and Vanderwater, یک بار ضمن بحث درباره‌ی دو منتقد به نام‌های پراپس و ندرواتر مارتین به روت گفت، mizan_test_en_fa ;You worship at the shrine of the established,; تو در معبد عادت و سنت‌ها به پرستش می‌نشینی، mizan_test_en_fa They are weak minded, and the established impresses itself upon them as easily as the name of the brewery is impressed on a beer bottle. همگی مغزی ضعیف دارند و سنت مهر خودش را به همان شکلی که نام کارخانه‌ی آبجوسازی را روی قوطی آبجو چاپ می‌کنند بر آن‌ها نقش می‌زند، mizan_test_en_fa And their function is to catch all the young fellows attending the university, وظیفه‌شان نزدیک شدن به همه‌ی جوان دانشگاهی، mizan_test_en_fa to drive out of their minds any glimmering originality that may chance to be there, and to put upon them the stamp of the established.; و بیرون کشیدن کوچکترین بارقه‌ی ابتکار و نوآوری از اذهان آنان و زدن مهر سنت بر آن‌ها است mizan_test_en_fa ;I think I am nearer the truth,; she replied, ;when I stand by the established, than you are, raging around like an iconoclastic South Sea Islander.; روت پاسخ داد وقتی در کنار این سنت‌ها می‌ایستم گمان می‌کنم از تو که مثل یکی از جزیره‌نشینان بت‌شکن دریای جنوب خشمگینانه به هر دری می‌زنی به حقیقت نزدیکترم، mizan_test_en_fa ;And unfortunately, all the missionaries are off among the heathen, so there are none left at home to break those old images, Mr. Vanderwater and Mr. Praps.; و متأسفانه تمام مبلغان مذهبی به میان مشرکان رفته‌اند و کسی از ایشان در داخل کشور نمانده است تا آن بت‌های کهن یعنی آقای وندرواتر و آقای پرایس را بشکند mizan_test_en_fa She could not help but measure the professors, neat, scholarly, in fitting clothes, speaking in well modulated voices, او چاره‌ای نداشت جز آنکه استادها این آدم‌های‌تر و تمیز دانشمند با لباس‌های آراسته با صداهای خوش‌آهنگ، mizan_test_en_fa breathing of culture and refinement, with this almost indescribable young fellow whom somehow she loved, و نفحه‌ی فرهنگ و تهذیب‌شان را با این جوان تقریبا توصیف‌ناپذیر که تا اندازه‌ای محبوب روت بود، mizan_test_en_fa whose clothes never would fit him, لباس‌هایش هیچ‌گاه براندازه‌اش نبودند، mizan_test_en_fa whose heavy muscles told of damning toil, عضلات سنگین‌اش قصه‌ها از رنجی سنگین بر زبان داشتند، mizan_test_en_fa who grew excited when he talked, substituting abuse for calm statement and passionate utterance for cool self possession. هنگام سخن گفتن به هیجان می‌آمد فحش را به جای حرف آرام و کلمات پرشور را به جای خودداری و خونسردی می‌نشاند، mizan_test_en_fa he who had stood, so short a time before, in that same living room, همو که مدت زمانی نه چندان بیشتر در همان اتاق نشیمن ایستاده بود، mizan_test_en_fa blushing and awkward, acknowledging his introduction, و با چهره‌های سرخ از خجالت نابه‌هنجار سرش را به نشانه‌ی تأیید طرز معرفی شدنش تکان می‌داد، mizan_test_en_fa looking fearfully about him at the bric a brac his swinging shoulders threatened to break, با چشمانی وحشت‌زده به خرده‌ریزه‌هایی که می‌ترسید به شانه‌های شناورش بخورند و بشکنند نگاه می‌کرد، mizan_test_en_fa asking how long since Swinburne died, و می‌پرسید سوینبرن چه موقع مرده است، mizan_test_en_fa and boastfully announcing that he had read ;Excelsior; and the ;Psalm of Life.; و مغرورانه اعلام می‌کرد که کتاب‌های مزمور حیات و سرود متعال شعار ایالت نیویورک را خوانده است، mizan_test_en_fa He did not love her for what she thought of Praps and Vanderwater and English professors, او به دلیل طرز فکر روت درباره‌ی پراپس و وندرواتر و استادان زبان انگلیسی عاشق او نشده بود، mizan_test_en_fa and he was coming to realize, و هر روز اعتقادش در این باره محکم‌تر می‌شد، mizan_test_en_fa with increasing conviction, that he possessed brain areas and stretches of knowledge which she could never comprehend nor know existed. که برخی از حوزه‌های فکری و میدان‌های بال‌گشایی اندیشه‌ی او چنان است که روت نه می‌تواند آن‌ها را درک کند و نه از وجودشان خبر دارد، mizan_test_en_fa It was a night when he had taken her at the expense of a month's rigid economizing on food. آن شب شبی بود که مارتین پس از یک ماه صرفه‌جویی مرتاضانه در مصرف غذا توانسته بود پولی فراهم کند و او را به گردش ببرد، mizan_test_en_fa After vainly waiting for him to speak about it, روت پس از آنکه بیهوده منتظر حرف زدن مارتین شده بود، mizan_test_en_fa herself still tremulous and stirred by what she had just seen and heard, she had asked the question. در حالی که هنوز از آنچه دیده و شنیده بود بر خود می‌لرزید و می‌ترسید این پرسش را از او کرده بود، mizan_test_en_fa I'd give anything to hear them in concert, حاضرم هر چیزی که بخواهند بدهم اما صدای آن‌ها را در کنسرت نشنوم، mizan_test_en_fa and I'd give even a bit more not to hear them when the orchestra is playing. و حاضرم بیشتر از این بدهم و صدای آن‌ها را وقتی ارکستر می‌نوازد نشنوم، mizan_test_en_fa To hear Barillo sing a love passage with the voice of an angel, شنیدن آواز باریلو در حالی که قطعه‌ی عاشقانه‌ای را با صدای یک فرشته سر داده است، mizan_test_en_fa and to hear Tetralani reply like another angel, و شنیدن آواز تترالانی که همچون فرشته‌ای دیگر پاسخ می‌دهد، mizan_test_en_fa and to hear it all accompanied by a perfect orgy of glowing and colorful music is ravishing, most ravishing. و شنیدن این‌همه در حالی که آوای مستی‌آور و رنگارنگ موسیقی با آن همراه می‌شود دلربا است دلنشین است، mizan_test_en_fa But the whole effect is spoiled when I look at them at Tetralani, five feet ten in her stocking feet and weighing a hundred and ninety pounds, اما وقتی به آن‌ها تترالانی با قد یک متر و هشتاد سانتیمتری جوراب ساق بلند به پا و نود کیلو وزن، mizan_test_en_fa and at Barillo, a scant five feet four, greasy featured, with the chest of a squat, undersized blacksmith, و باریلو با قدر یک متر و شصت سانتی متری با صورت روغنی و هیکل چهار شانه و خپله‌اش نگاه می‌کنم تمام این تأثیر زایل می‌شود، mizan_test_en_fa at the pair of them, attitudinizing, clasping their breasts, flinging their arms in the air like demented creatures in an asylum; وقتی هردوشان را می‌بینم که ادا درمی‌آورند به سینه‌های یکدیگر می‌چسبند بازوهاشان را مانند دیوانگان به هوا دراز می‌کنند و می‌چرخانند، mizan_test_en_fa when I am expected to accept all this as the faithful illusion of a love scene between a slender and beautiful princess and a handsome, romantic, young prince why, I can't accept it, وقتی از من انتظار دارند که این کارها را به عنوان تجسم صادقانه‌ی صحنه‌ای عشقی میان یک شاهدخت ظریف و زیبا و یک شاهزاده‌ی جوان و خوش سیما و خیالباف بپذیرم می‌دانی نمی‌توانم بپذیرمش، mizan_test_en_fa ;In painting there are only two dimensions to the canvas, yet you accept the illusion of three dimensions which the art of a painter enables him to throw into the canvas. در نقاشی بوم نقاشی فقط دو بعد دارد با این حال تو وجود ظاهر سه بعدی را که هنر نقاش به او امکان می‌دهد روی آن بوم بیافریند می‌پذیری mizan_test_en_fa You accept as perfectly legitimate the author's account of the secret thoughts of the heroine, تو طرز بیان افکار پنهانی بازیگران به وسیله‌ی نویسنده را کاملا درست می‌دانی، mizan_test_en_fa and yet all the time you know that the heroine was alone when thinking these thoughts, و با این حال در سراسر مدت نمایش می‌دانی که بازیگر زن وقتی این افکار را پیش خود مرور می‌کرد تنها بود mizan_test_en_fa Nor would you, or, rather, should you, accept the ravings and writhings and agonized contortions of those two lunatics to night as a convincing portrayal of love.; همچنین هیچ‌کس نباید یا بهتر است بگویم نمی‌تواند دیوانه بازی‌ها و پیچ و تاب‌ها و جست و خیزهای دردآور آن دو دیوانه را که امشب دیدم تجسم قطعی و متقاعد کننده‌ی عشق بنامد mizan_test_en_fa there is no reason under the sun why I should ape a liking for it just because the majority of my fellow creatures like it, or make believe they like it. و در این پهن دشت زندگی هیچ دلیلی وجود ندارد که چون اکثریت همنوعان من از آن چیز خوششان می‌اید من هم میمون‌وار از آنان تقلید کنم mizan_test_en_fa If I had, I could have wept sentimental tears to night, و گرنه امشب می‌توانستم گریه‌ای احساساتی سر دهم، mizan_test_en_fa and the clownish antics of that precious pair would have but enhanced the beauty of their voices and the beauty of the accompanying orchestra. و هریک از مسخره‌بازی‌های دلقکانه‌ی آن زوج قیمتی می‌توانست بر زیبایی صداهاشان و بر زیبایی ارکستر همراهی کننده‌شان بیفزاید mizan_test_en_fa An illusion that won't convince is a palpable lie, تجسم یا توهمی که مرا متقاعد نکند یک دروغ بی‌چون و چراست، mizan_test_en_fa and that's what grand opera is to me when little Barillo throws a fit, clutches mighty Tetralani in his arms also in a fit , and tells her how passionately he adores her.; و وقای این بار باریلوی طفلکی را می‌بینم که خودش را به ریخت آدم‌های غشی در می‌آورد و تترالانی تنومند و درشت اندام را در آغوش می‌گیرد باز به حالت آدم‌های غشی و به او می‌گوید با چه شوری می‌ستایدش اپرای جدی را نیز همچو چیزی می‌پندارم mizan_test_en_fa She had always been used to music, او به شنیدن موسیقی عادت کرده بود، mizan_test_en_fa and she had enjoyed opera ever since she was a child,, و از نخستین سال‌های کودکی به تماشای اپرا رفته و لذت برده بود، mizan_test_en_fa and all her world had enjoyed it, too. و تمام دنیای پیرامونش نیز برایش لذتبخش بوده است، mizan_test_en_fa At the best, in her most charitable frame of mind, she considered the statement of his views to be a caprice, an erratic and uncalled for prank. بهترین ارزشی که روت در خیرخواهانه‌تری حالت روانی تولنست برای قضاوت او قایل شود این بود که آن را نوعی بوالهوسی و حرکت اشتباه‌آمیز و ناخوانده پنداشت mizan_test_en_fa later, on a sleepless pillow, she puzzled, as she had often puzzled of late, بعدا وقتی سرش را روی بالش گذاشته بود و خواب به چشم‌هایش راه نمی‌یافت همچون روزهای اخیر در حیرت شد، mizan_test_en_fa as to how it was that she loved so strange a man, and loved him despite the disapproval of her people. که چه علتی او را به دوست داشتن مردی چنین عجیب واداشته است زیرا روت افراد هم‌طبقه و همنوع او را تأیید نمی‌کرد اما خودش را دوست می‌داشت mizan_test_en_fa And next day Martin Eden cast hack work aside, and at white heat hammered out an essay to which he gave the title, ;The Philosophy of Illusion. روز بعد مارتین ایدن چرندوپرند نویسی را کنار گذاشت و با شور و شوق وصف‌ناپذیری نشست و مقاله‌ای نوشت به نام فلسفه‌ی توهم تمبری روی پاکت زد، mizan_test_en_fa A stamp started it on its travels, but it was destined to receive many stamps and to be started on many travels in the months that followed. مقاله را به راه انداخت اما چنین مقدر بود که این پاکت چندین بار دیگر تمبر بخورد و در ماه‌های آینده به چندین سفر دیگر برود، mizan_test_en_fa Also, while aware that poverty was anything but delectable, she had a comfortable middle class feeling that poverty was salutary, همچنین او که می‌فهمید فقر هرچه باشد چیز دلپسندی نیست چون از افراد طبقه‌ی متوسط جامعه بود خوشدلانه باورش شده بود که فقر چیزی سودمند و انگیزه‌ای بسیار نیرومند است، mizan_test_en_fa that it was a sharp spur that urged on to success all men who were not degraded and hopeless drudges. که می‌تواند تمام انسان‌های را که تحقیر نشده و هنوز به مزدورانی مأیوس مبدل نشده باشند به کامیابی‌های بزرگ هدایت کند، mizan_test_en_fa So that her knowledge that Martin was so poor that he had pawned his watch and overcoat did not disturb her. این تصور آن‌قدر در او ریشه دوانده بود که وقتی فهمید شدت فقر مارتین به حدی است که ساعت مچی و بارانی‌اش را گرو گذاشته است mizan_test_en_fa She even considered it the hopeful side of the situation, یک ذره هم به روی خودش نیاورد حتی این را جنبه‌ی امیدوار کننده‌ی وضع مارتین پنداشت، mizan_test_en_fa believing that sooner or later it would arouse him and compel him to abandon his writing. و معتقد شد که دیر یا زود او را به دست کشیدن از کار نویسندگی مجبور خواهد کرد، mizan_test_en_fa Sometimes, when with her, she noted an unusual brightness in his eyes, گاهی وقتی مارتین در کنارش بود متوجه نوعی درخشندگی غیرعادی در چشم‌های او می‌شد، mizan_test_en_fa and she admired it, for it made him appear more the poet and the scholar و آن را می‌ستود زیرا مارتین در این حالت بیشتر به یک شاعر و ادیب mizan_test_en_fa the things he would have liked to be and which she would have liked him to be. که خودش می‌خواست بشود و روت نیز دوست داشت او را در چنان مقامی ببیند شباهت پیدا می‌کرد، mizan_test_en_fa But Maria Silva read a different tale in the hollow cheeks and the burning eyes, اما ماریا سیلوا داستان دیگری از گونه‌های فرو رفته و چشم‌های درخشنده‌ی او می‌خواند، mizan_test_en_fa and she noted the changes in them from day to day, by them following the ebb and flow of his fortunes. و متوجه تغییرات روزانه‌ی چهره او بود و جذر و مد دارایی‌هایش را تشخیص می‌داد، mizan_test_en_fa She saw him leave the house with his overcoat and return without it, می‌دید که مارتین با بارانی از خانه می‌رود و بی‌بارانی باز می‌گردد، mizan_test_en_fa though the day was chill and raw, and promptly she saw his cheeks fill out slightly and the fire of hunger leave his eyes. آن‌هم در روزی سرد و بارانی و بلافاصله متوجه می‌شد که گونه‌های فرو رفته‌اش اندکی پر می‌شوند و آتش گرسنگی از چشم‌هایش رخت بر می‌بندد، mizan_test_en_fa In the same way she had seen his wheel and watch go, به همین طریق شاهد فروش ساعت مچی و دوچرخه‌ی او بود، mizan_test_en_fa and after each event she had seen his vigor bloom again. و پس از فروش هرکدام شکوفایی قدرت و طراوت را در چهره‌ی او دیده بود، mizan_test_en_fa On occasion, in a casual sort of way, when she thought hunger pinched hardest, گاهی به طور تصادفی وقتی احساس می‌کرد گرسنگی شدیدا بر مارتین فشار می‌آورد، mizan_test_en_fa she would send him in a loaf of new baking, awkwardly covering the act with banter to the effect that it was better than he could bake. یک قرص نان تازه برایش می‌فرستاد و می‌کوشید این عملش را به طرز ناشیانه‌ای با لطیف‌ای به این مضمون پنهان کند که مارتین نمی‌تواند به این خوبی نان بپزد mizan_test_en_fa again, she would send one of her toddlers in to him with a great pitcher of hot soup, باز یکی از بچه‌های قد و نیم قدش را همراه با ظرف بزرگی از سوپ داغ پیش او می‌فرستاد، mizan_test_en_fa debating inwardly the while whether she was justified in taking it from the mouths of her own flesh and blood. و در آن ضمن با خودش مجادله می‌کرد که آیا حق دارد این مقدار سوپ را از شکم جگرگوشه‌هایش ببرد و به او بدهد، mizan_test_en_fa On a day when she had filled her brood with what was left in the house, یک روز وقتی ماریا تمام خوردنی‌های باقی مانده در خانه را به شکم بچه‌های ریز و درشتش بست، mizan_test_en_fa Maria invested her last fifteen cents in a gallon of cheap wine. آخرین پانزده سنت پول خردش را داد و یک گالون شراب ارزان قیمت خرید mizan_test_en_fa Utterly differentiated creatures that they were, they were lonely in their misery, آن‌ها که موجوداتی کاملا متفاوت بودند در بینوایی خویش تنها بودند، mizan_test_en_fa and though the misery was tacitly ignored, it was the bond that drew them together. و با آنکه بینوایی را به طور ضمنی نادیده می‌گرفتند همین تنها رشته‌ی پیوندی بود که آن دو را به یکدیگر نزدیکتر می‌کرد mizan_test_en_fa Maria was amazed to learn that he had been in the Azores, where she had lived until she was eleven. ماریا وقتی شنید که مارتین به جزایر آزور در شمال اقیانوس اطلس و غرب کشور پرتغال سفر کرده است در شگفت شد چون خودش تا یازده سالگی در آن جزایر زندگی کرده بود mizan_test_en_fa But her amazement passed all bounds when he told her he had been on Maui, اما وقتی مارتین به او گفت که به جزیره‌ی مائویی mizan_test_en_fa the particular island whereon she had attained womanhood and married. جزیره‌ای که ماریا در آنجا به دوران زنانگی رسیده و ازدواج کرده بود نیز رفته است شگفتی‌اش از حد گذشت، mizan_test_en_fa Then he studied the deep lined face of the toil worn woman before him, آنگاه مارتین در بحر چهره‌ی پر خط و چین زن کار کشته‌ای که در برابرش نشسته بود فرو رفت، mizan_test_en_fa remembered her soups and loaves of new baking, سوپ‌ها و نان‌های تازه پختی را که برایش فرستاده بود به‌یاد آورد، mizan_test_en_fa and felt spring up in him the warmest gratitude and philanthropy. و گرم‌ترین احساس قدردانی و انسان‌دوستی را در درون خود نثار او کرد، mizan_test_en_fa ;Well, den ; She drew a big breath like a child, as she voiced to the uttermost all she cared to demand of life. ماریا مثل بچه‌های نفس بلندی کشید و در حالی که بزرگ‌ترین آرزو و تقاضایش از زندگی را به زبان می‌آورد گفت حالا که اینطوره خیلی خوب، mizan_test_en_fa There will be chickens, pigs, vegetables, fruit trees, and everything like that; اینجا می‌تونی جوجه مرغ نگه‌داری خوک پرورش بدی انواع سبزی و درخت میوه بکاری، mizan_test_en_fa and there will be enough cows to pay for a hired man or two. و خیلی چیزهای دیگه گاوها به تعدادی خواهند بود که برای نگه‌داری‌شان یک یا دو کارگر لازم شوند، mizan_test_en_fa He had no second best suit that was presentable, دیگر هیچ لباسی نداشت که قابل پوشیدن باشد، mizan_test_en_fa and though he could go to the butcher and the baker, و گرچه می‌توانست به مغازه‌ی قصابی و نانوایی برود، mizan_test_en_fa and even on occasion to his sister's, و حتی گاهی تصادفا سری به خانه‌ی خواهرش بزند mizan_test_en_fa In desperation, all but ready to surrender, to make a truce with fate until he could get a fresh start, مارتین که مأیوس شده بود و راهی جز تسلیم شدن و سازش کردن با سرنوشت تا موقعی که قادر به حرکتی تازه شود پیش روی خود نمی‌دید، mizan_test_en_fa hetook the civil service examinations for the Railway Mail. در امتحانات استخدام برای پست راه‌آهن نام نویسی کرد، mizan_test_en_fa He staggered into his room and sat down on the bed, تلوتلو خوران به اتاقش رفت و روی تختخواب نشست، mizan_test_en_fa the envelope still unopened, and in that moment came understanding to him how people suddenly fall dead upon receipt of extraordinarily good news. پاکت را هنوط باز نکرده بود و در آن لحظه با تمام وجودش فهمید که مردم چگونه به محض شنیدن خبرهای خوش ناگهانی می‌افتند و می‌میرند mizan_test_en_fa And finally to be added, his pledges, plus interest, with the pawnbroker watch, $5. 50; بالاخره پول‌هایی را به یاد آورد که با گرو گذاشتن وسایل شخص‌اش در گرو مغازه‌ی رهنی بود به اضافه‌ی بهره‌ی آن‌ها ساعت مچی پنج و نیم دلار، mizan_test_en_fa He read the letter, skimming it line by line, نامه را خواند چشمش را روی تک‌تک سطرها دواند، mizan_test_en_fa dashing through the editor's praise of his story to the meat of the letter, از ستایش سردبیر از داستانش گذشت و به جان کلام رسید mizan_test_en_fa the statement why the check had not been sent. که فکر می‌کرد عادت نفرستادن چک خواهد بود، mizan_test_en_fa He went back to the day he first attempted to write, در خیالش برگشت به روزی که نخستین بار کوشید جیزی بنویسید، mizan_test_en_fa and was appalled at the enormous waste of time آنگاه به این همه اتلاف وقت اندیشید mizan_test_en_fa and all for ten words for a cent. آنهم با دستمزد یک سنت برای هر ده کلمه، mizan_test_en_fa The Transcontinental sold for twenty five cents, بهای هر شماره‌ی مجله‌ی ترانس کانتیننتال بیست و پنج سنت بود، mizan_test_en_fa and its dignified and artistic cover proclaimed it as among the first class magazines. و جلد مجلل و هنرمندانه‌اش آن را در زمره‌ی مجلات در درجه اول قرار می‌داد mizan_test_en_fa Why, on the outside cover were printed every month the words of one of the world's great writers, اما هر ماه روی جلدش سخنان یکی از نویسندگان بزرگ جهان را چاپ می‌کرد، mizan_test_en_fa words proclaiming the inspired mission of the Transcontinental by a star of literature whose first coruscations had appeared inside those self same covers. سخنانی که گویای رسالت الهام گرفته‌ی ترانس کانتیننتال از زبان یکی از ستارگان ادب بودند که نخستین تابش‌های در داخل همان جلد به زیور چاپ آراسته می‌شد، mizan_test_en_fa The great writer had recently died in a foreign land in dire poverty, Martin remembered, مارتین به یاد آورد که همین اواخر آن نویسنده‌ی بزرگ در سرزمینی بیگانه در چنگال فقری کشنده جان سپرده بود، mizan_test_en_fa which was not to be wondered at, considering the magnificent pay authors receive. و این فاجعه با توجه به رقم کلانی که به نویسندگان می‌دهند جای تعجب نداشت، mizan_test_en_fa Well, he had taken the bait, the newspaper lies about writers and their pay, به هر حال او طعمه را بلیعده بود به دام دروغ‌هایی که درباره‌ی نویسندگان و دستمزدهای آنان می‌نوشتند افتاده بود، mizan_test_en_fa and he had wasted two years over it. و دو سال از وقتش را صرف این کار کرده بود، mizan_test_en_fa But then, Joe was not in love, had none of the responsibilities of love, اما آخر جو که عاشق نبود و هیچ یک از مسئولیت‌های عشق را نداشت، mizan_test_en_fa , and he could afford to loaf through the land of nothing to do. و در همان سرزمین بیکار گان نیز می‌توانست نان خشکی به چنگ آورد mizan_test_en_fa The disappointment of it, the lie of it, the infamy of it, were uppermost in his thoughts; یأس حاصل از آن دروغی که باورش شده بود و رسوایی‌اش در نزد مردم بیش از همه افکارش را بر آشفته بودند، mizan_test_en_fa and under his closed eyelids, in fiery figures, burned the ;$3. 85; he owed the grocer. و در زیر پلک‌های افتاده‌اش سه دلار و هشتاد و پنج سنت بدهی‌اش به بقال با ارقامی خشمگین می‌سوخت، mizan_test_en_fa His head ached, the top of it ached, the back of it ached, the brains inside of it ached and seemed to be swelling, سرش درد می‌کرد فرق سرش پس سرش و نیمکره‌های مغزش درد می‌کردند و به نظرش می‌آمد که ورم کرده‌اند، mizan_test_en_fa while the ache over his brows was intolerable. در حالی که درد پیشانی‌اش از حد تحمل آدمی خارج بود mizan_test_en_fa ; He opened his eyes to escape it, چشمانش را باز کرد تا از شر این رقم خلاصی شود، mizan_test_en_fa but the white light of the room seemed to sear the balls and forced him to close his eyes, when the ;$3. 85; confronted him again. اما نور سفید اتاق به قدری شدید بود که احساس کرد چیزی نمانده است کره‌های دو چشمش را بسوزاند باز مجبور شد چشمانش را ببندد و دوباره رقم سه دلار و هشتاد و پنج سنت را زیر پلک‌هایش ببیند، mizan_test_en_fa Five dollars for five thousand words, پنج دلار برای پنج هزار کلمه mizan_test_en_fa ten words for a cent that particular thought took up its residence in his brain, and he could no more escape it than he could the ;$3. 85; under his eyelids. این فکر از مغزش بیرون نمی‌رفت به همان اندازه که نمی‌توانست فکر سه دلار و هشتاد و پنج سنت را از مغزش بیرون کند یا از دستش بگریزد به نظرش آمد که تغییری در رقم مزبور ایجاد می‌شود، mizan_test_en_fa he wandered through the endless corridors of his mind, و او همچنان که بیهوده به دنبال پاسخ می‌گشت، mizan_test_en_fa opening all manner of lumber rooms and chambers stored with odds and ends of memories and knowledge as he vainly sought the answer. در دالان‌های بی‌پایان مغزش به جستجو پرداخت، و درهای انواع اتاقک‌ها و انبارهای خرت و پرت را که پر از همه جور خاطره و دانش بودند باز کرد، mizan_test_en_fa Then the ;$8. 00; began to smoulder under his lids again, and he returned himself to servitude. آنگاه دوباره رقم هشت دلار بی‌آنکه دودی از آن برخیزد زیر پلکهایش آتش گرفت و روشن شد و او خودش را به کار اجباری بازگشت داد، mizan_test_en_fa He pulled a lever and made his mind revolve about him, اهرمی را کشید و ذهنش را به گرد خودش به چرخش در آورد، mizan_test_en_fa a monstrous wheel of fortune, a merry go round of memory, a revolving sphere of wisdom. چنانکه گویی چرخ غول آسای بخت چرخ فلک حافظه و گوی گرداننده‌ی حکمت به چرخش در آمده بود، mizan_test_en_fa It was a new way of marking linen, he thought, until, looking closer, he saw ;$3. 85; on one of the cuffs. ارقام بدهی‌اش را دید که بر روی آن‌ها نقش بسته بودند پیش خودش گمان کرد که این پارچه‌ها را به روش تازه‌ای شمار زده‌اند اما وقتی چشمش را نزدیکتر آورد عدد ۸۵/۳ دلار را روی یکی از سرآستین‌ها دید. mizan_test_en_fa Then it came to him that it was the grocer's bill, and that these were his bills flying around on the drum of the mangle. آنگاه به یاد آورد که این رقم بدهی‌اش به بقال بوده است و بقیه‌ی عددها نیز که بر گرد غلطک‌ها به پرواز در آمده بودند دنباله‌ی صرت بدهی‌هایش بوده‌اند، mizan_test_en_fa Ever the heap grew, and though each bill was duplicated a thousand times, کپه‌ی سر آستین‌ها دم به دم بزرگتر می‌شد و باآنکه هر رقم بدهی‌اش هزار بار تکرار شده بود، mizan_test_en_fa he found only one for two dollars and a half, which was what he owed Maria. از آن میان فقط یکی را با رقم دو و نیمدلار که به ماریا بدهکار بود پیدا کرد، mizan_test_en_fa Now and again he reached out and added a bundle of checks to the flying miscellany that soared through the roof and out of sight in a tremendous circle. پشت سر هم دستش را دراز می‌کرد و یک دسته چک را به جمع خرت و پرت‌های پرنده‌ای که سقف را سوراخ می‌کردند و به مدارهای عظیم می‌پیوستند و از نظر پنهان می‌شدند می‌افزود، mizan_test_en_fa Instead, at two in the morning, Maria, having heard his groans through the thin partition, بلکه ساعت دو بعد از نیمه شب ماریا که صدای ناله‌های او را از پشت تیغه‌ی نازک شنیده بود، mizan_test_en_fa came into his room, to put hot flat irons against his body and damp cloths upon his aching eyes. وارد اتاقش شد تا تخته اطوی گرم روی شکمش و پارچه‌ی مرطوب روی چشمان سوزانش بگذارد، mizan_test_en_fa By a supreme exertion of will, with rearing brain and eyes that ached so that he could not keep them open, تمام اراده‌اش مغز دوار گرفته‌اش و چشمانش را که از شدت درد نمی‌توانست بازشان کند mizan_test_en_fa he managed to get out of bed, only to be left stranded by his senses upon the table. به کار انداخت از تختخواب بیرون آمد و فقط توانست خود را همانند کشتی به گل نشسته از رشته‌ی حواسش بیاویزد و پشت میز بنشیند، mizan_test_en_fa It seemed a life time since he had received that letter from the Transcontinental, از لحظه‌ای که نامه‌ی ماهنامه‌ی ترانس کانتیننتال به دستش رسیده بود خیال می‌کرد یک عمر سپری شده است mizan_test_en_fa a life time since it was all over and done with and a new page turned. یک عمر چون دست به هر کاری زده بود به پایان رسیده بود و ورق تازه‌ای گشوده شده بود، mizan_test_en_fa Two days later, having eaten an egg and two slices of toast and drunk a cup of tea, he asked for his mail, دو روز بعد وقتی یک تخم مرغ و دو تکه نان سوخاری خورد و یک فنجان چای نوشید سراغ نامه‌هایش را گرفت، mizan_test_en_fa but found his eyes still hurt too much to permit him to read. اما متوجه شد که چشمانش هنوز به قدری درد می‌کنند که امکان مطالعه به او نمی‌دهند، mizan_test_en_fa He listened absently to a long dun from the type writer people, his mind busy with ways and means of finding a job. او با فکر پریشان به نامه‌ی طولانی شرکت کرایه‌دهنده‌ی ماشین تحریر که طلبش را خواسته بود گوش می‌داد و در همان حال به راه‌ها و وسایل پیدا کردن یک شغل می‌اندیشید، mizan_test_en_fa ;'We offer you forty dollars for all serial rights in your story,'; Teresa slowly spelled out, ترزا با لحنی شمرده خواند ما حاضریم تمام حقوق مجموعه داستان‌های شما را چهل دلار بخریم، mizan_test_en_fa ;'provided you allow us to make the alterations suggested.'; به شرطی که جنابعالی اجازه بفرمایید تغییرات لازم را در آن‌ها بدهیم mizan_test_en_fa The editor told him plainly that he had not handled the idea properly, سردبیر صاف و پوست کنده به او گفته بود که نتوانسته است فکرش را به‌خوبی بپروراند، mizan_test_en_fa but that it was the idea they were buying because it was original. و آنچه مجله می‌خواهد بخرد فکر دست اول او است، mizan_test_en_fa He called for pen and ink, and told the editor he could cut the story down three thirds if he wanted to, and to send the forty dollars right along. قلم و دوات خواست و به سردبیر آن مجله نوشت که می‌تواند در صورت تمایل داستان را تا سه سوم نیز کاهش دهد و بلافاصله چهل دلار را برایش بفرستد، mizan_test_en_fa There were more stories in his head as good as ;The Whirlpool,; داستان‌های دیگری به‌خوبی گرداب در ذهنش داشت، mizan_test_en_fa and at forty dollars apiece he could earn far more than in any job or position. و اگر به هر کدام‌شان چهل دلار بدهند می‌تواند پولی به‌مراتب بیشتر از دستمزد یک کارگر یا کارمند به دست می‌آورد، mizan_test_en_fa He reread the letter adoringly, dwelling over her handwriting, نامه را دوباره ستایشگرانه خواند خوب به دستخط روت چشم دوخت، mizan_test_en_fa loving each stroke of her pen, and in the end kissing her signature. و به هر پیچش نوک قلم او عشق ورزید و در پایان امضایش را بوسید، mizan_test_en_fa He told her that he had been sick, but was once more nearly well, به روت خبر داد که مریض بوده است اما دوباره سلامتش را بازیافته است، mizan_test_en_fa and that inside ten days or two weeks as soon as a letter could travel to New York City and return , و در ظرف ده پانزده روز مدتی که برای رفت و برگشت یک نامه به شهر نیویورک لازم است، mizan_test_en_fa he would redeem his clothes and be with her. لباس‌هایش را از گرو در خواهد آورد و به دیدنش خواهد آمد، mizan_test_en_fa The next afternoon, accompanied by Arthur, she arrived in the Morse carriage, بعد از ظهر روز بعد همراه آرتور بر کالسکه مورس نشست، mizan_test_en_fa to the unqualified delight of the Silva tribe and of all the urchins on the street, and to the consternation of Maria. و وقتی پیاده شد با شادی ناقابل قبیله‌ی سیلوا و تمام بچه‌های کثیف و شیطان توی خیابان و بهت زدگی ماریا روبه رو شد، mizan_test_en_fa She boxed the ears of the Silvas who crowded about the visitors on the tiny front porch, ماریا گوش بچه‌های را که گرداگرد میهمان‌ها در هشتی مقابل خانه حلقه زده بودند گرفت و دورشان کرد، mizan_test_en_fa and in more than usual atrocious English tried to apologize for her appearance. و با بیان غیرعادی و عذاب‌آوری کوشید از اینکه با چنان وضعی ظاهر شده است از میهمان‌ها عذرخواهی کند mizan_test_en_fa So flustered was she by two such grand young people asking for her lodger, از اینکه می‌دید دو جوان‌تر و تمیز سراغ مستأجرش را می‌گیرند چنان دستپاچه شده بود، mizan_test_en_fa that she forgot to invite them to sit down in the little parlor. که فراموش کرد آن‌ها را به نشستن در اتاق نشیمن خودش دعوت کند، mizan_test_en_fa Maria, in her excitement, jammed the bedroom and bedroom closet doors together, and for five minutes, ماریا که هیجان زده شده بود درهای اتاق خواب و پستوی اتاق خواب را با هم بست و در ظرف پنج دقیقه، mizan_test_en_fa through the partly open door, clouds of steam, smelling of soap suds and dirt, poured into the sick chamber. ابرهای بخار که بوی آب صابون و چرک می‌دادند از لای در بیرون رفتند و داخل اتاق مارتین بیمار شدند، mizan_test_en_fa in running the narrow passage between table and bed to Martin's side; و دوان دوان از گذرگاه باریک میان میز و تختخواب بگذرد و به کنار مارتین برسد، mizan_test_en_fa but Arthur veered too wide and fetched up with clatter and bang of pots and pans in the corner where Martin did his cooking. اما آرتور زیادی دور گرفت و صدای ترق و تروق ظرف‌ها و ماهی‌تاوه‌ها را از گوشه‌ای که آشپزخانه‌ی مارتین به شمار می‌رفت در آورد، mizan_test_en_fa Ruth occupied the only chair, and having done his duty, he went outside and stood by the gate, روت روی تنها صندلی موجود نشست و آرتور پس از احوالپرسی رفت بیرون و کنار در ایستاد، mizan_test_en_fa the centre of seven marvelling Silvas, who watched him as they would have watched a curiosity in a side show. اینجا مرکز تجمع هفت عضو کوچولوی قبیله‌ی سیلوا بود که چنان آرتور را تماشا می‌کردند که گویی به تماشای یک نمایش اعجاب‌انگیز خیابانی ایستاده‌اند، mizan_test_en_fa Here was neither marriage nor death: therefore, it was something transcending experience and well worth waiting for. این بار نه عروسی بود نه تشییع جنازه به همین علت گمان می‌کردند حادثه‌ای خارج از قدرت پیش بینی آنان رخ خواهد داد که به انتظارش، mizan_test_en_fa So it was while Martin held her hand and gladly talked, عشق روت به مارتین وادارش کرد که متقابلا دست او را بفشارد، mizan_test_en_fa that her love for him prompted her to press his hand in return, and that her eyes were moist and luminous at sight of his helplessness and of the marks suffering had stamped upon his face. و به محض مشاهده‌ی تنهایی او و نشانه‌هایی که رنجوری و بیماری بر چهره‌اش باقی گذارده بود چشمانش پر از اشک شدند و درخشیدند، mizan_test_en_fa But while he told her of his two acceptances, و وقتی مارتین درباره‌ی پذیرفته شدن دو تا از کارهایش، mizan_test_en_fa of his despair when he received the one from the Transcontinental, درباره‌ی نومیدیش به هنگامی که پاس ماهنامه‌ی ترانس کانتیننتال به دستش رسید، mizan_test_en_fa and of the corresponding delight with which he received the one from the White Mouse, she did not follow him. و خوشحالی مشابه‌اش به هنگام دریافت پاسخ مجله‌ی موش سفید حرف می‌زد روت حواسش به او نبود، mizan_test_en_fa She was not aware of it, however, any more than she was aware that her desire that Martin take a position was the instinctive and preparative impulse of motherhood. اما خودش متوجه این حالتش نبود همچنان که نمی‌دانست علاقه‌اش به کارمند شدن مارتین انگیزه‌ای غریزی و مقدمه‌ای برای مادر شدنش بود اگر این حرف‌ها صاف و پوست کنده به خودش گفته می‌شد، mizan_test_en_fa She would have blushed had she been told as much in plain, set terms, and next, she might have grown indignant and asserted that her sole interest lay in the man she loved and her desire for him to make the best of himself. از خجالت سرخ می‌شد و به دنبال آن خشمی باور نکردنی وجودش را می‌گرفت و مدعی می‌شد که صرفا به مردی که عاشقش است علاقه دارد و آرزو می‌کند که او به بهترین شکل زندگی دست یابد، mizan_test_en_fa So, while Martin poured out his heart to her, elated with the first success his chosen work in the world had received, به همین علت وقتی مارتین راز دلش را برای او گشود و از نخستین موفقیتش در کاری که برگزیده بود بر خود بالید، mizan_test_en_fa she paid heed to his bare words only, gazing now and again about the room, shocked by what she saw. او فقط به ظاهر کلمات مارتین توجه می‌کرد و چشمانش را گاه‌گاهی به اطراف اتاق می‌انداخت و از آنچه می‌دید در حیرت می‌شد، mizan_test_en_fa Not alone did it give him the same dark and murky aspect of the Silva house, inside and out, این ریش نه فقط رنگ سیاه و خفه‌ی بیرون و درون خانه‌ی سیلوا را به مارتین زده بود، mizan_test_en_fa but it seemed to emphasize that animal like strength of his which she detested. بلکه تأکیدی بر قدرت حیوان گونه‌اش نیز بود که روت از آن تنفر داشت mizan_test_en_fa She leaned toward him, entreaty in her eyes, روت به طرف مارتین خم شد التماس از چشمانش می‌بارید، mizan_test_en_fa and as he looked at her delicate face and into her pure, limpid eyes, as of old he was struck with his own unworthiness. مارتین در حالی که به چهره‌ی ظریف و چشمان پاک و زلال روت می‌نگریست همچون گذشته از بی‌ارزشی خودش جا خورد، mizan_test_en_fa In an insistent way she had caught glimpses of the large, easy going side of his nature, روت مصرانه توانست بر گوشه‌هایی از طبیعت بزرگ و آسانگیر او تأثیر بگذارد، mizan_test_en_fa and she felt sure, if she asked him to cease attempting to write, that he would grant her wish. و مطمئن بود که اگر از او می‌خواست که دست از تلاش برای نویسندگی بردارد خواهشش پذیرفته می‌شد، mizan_test_en_fa I am sure smoking hurts you; and besides, it is not good to be a slave to anything, to a drug least of all.; شک ندارم که سیگار دود کردن به تو صدمه می‌زند و گذشته از این هیچ خوب نیست که آدم برده چیزی بشود بدتر از همه آنکه برده‌ی ماده‌ی مخدر بشود mizan_test_en_fa She left his side to explore the room, examining the clothes lines of notes overhead, روت از کنار مارتین برخاست تا سیاحتی در اتاق کند به طناب بالای سر مارتین که یادداشت‌هایش از آن آویخته بود نگاه کرد، mizan_test_en_fa learning the mystery of the tackle used for suspending his wheel under the ceiling, به نوع قرقره‌ای که برای آویختن دوچرخه‌اش از سقف استفاده کرده بود خیره شد، mizan_test_en_fa and being saddened by the heap of manuscripts under the table which represented to her just so much wasted time. و از دیدن کپه‌ی بزرگ دستنوشت‌هایش در زیر میز اندوهگین شد، mizan_test_en_fa she saw him double his arm at the elbow, the biceps crawling under his shirt sleeve and swelling into a knot of muscle, heavy and hard. مارتین را دید که آرنجش را از وسط تا می‌کند و عضلات بازویش آرام‌آرام در زیر آستینش می‌خزند و به یک گره سنگین و سخت عضلانی تبئیل می‌شوند mizan_test_en_fa But her pulse, her blood, every fibre of her, loved it and yearned for it, اما ضربان قلبش گردش خونش و تک‌تک بافت‌های بدنش آن را دوست داشتند، mizan_test_en_fa and, in the old, inexplicable way, she leaned toward him, not away from him. و می‌طلبیدند و روت نیز به شیوه‌ی دشوار سابق به طرف مارتین خم شد و از او دوری نگزید، mizan_test_en_fa And in the moment that followed, when he crushed her in his arms, یک لحظه‌ی بعد که او مارتین را در آغوش گرفته بود و با بازوانش خرد می‌کرد، mizan_test_en_fa the brain of her, concerned with the superficial aspects of life, was in revolt; ذهن روت که به جنبه‌های ظاهری توجه داشت دستخوش طغیان شده بود mizan_test_en_fa It was in moments like this that she felt to the uttermost the greatness of her love for Martin, در لحظاتی مانند این بود که روت عظمت آسمانی عشقش به مارتین را احساس می‌کرد، mizan_test_en_fa for it was almost a swoon of delight to her to feel his strong arms about her, holding her tightly, hurting her with the grip of their fervor. زیرا احساس اینکه بازوان پر توان مارتین بر پشتش حرکت می‌کنند محکم می‌فشرندش و با چنگی که بر پیکرش می‌زنند تا راحتش می‌کنند چنان به وجدش می‌آورد که گویی دارد ضعف می‌کند، mizan_test_en_fa At such moments she found justification for her treason to her standards, for her violation of her own high ideals, در چنین لحظاتی روت خودش را محق می‌دید که به معیارهایش پشت پا بزند از آرمان‌های والایش سرپیچی کند، mizan_test_en_fa and, most of all, for her tacit disobedience to her mother and father. و مخصوصا به طور ضمنی از دستورهای مادر و پدرش اطاعت نکند mizan_test_en_fa With him, she loved him in truth, at times a vexed and worried love; but love it was, a love that was stronger than she. باورش نمی‌شد وقای در کنارش بود عاشقش می‌شد یعنی گاه عشقی خشماگین و اضطراب‌آمیز به او داشت اما هر چه بود عشق بود عشقی که از خرد روت نیرومندتر بود، mizan_test_en_fa ; ; she queried absently, intent on the heaven sent justification she was finding in his arms, روت با فکری پریشان و در حالی که سخت به علی می‌اندیشید که گویی از آسمان آمده و حضورش در میان بازوان مارتین را توجیه می‌کند گفت، mizan_test_en_fa Have you had that, too? تب هم داشتی؟ mizan_test_en_fa Martin's sunburn had been bleached by his work in the laundry and by the indoor life he was living, مدتی کار در رخت‌شویی و زندگی در چاردیواری اتاق سیاهی آفتاب سوختگی بدنش را به سفیدی تبدیل کرده بود، mizan_test_en_fa while the hunger and the sickness had made his face even pale; and across this pallor flowed the slow wave of a blush. و گرسنگی و مریضم هم رنگ از چهره‌اش برده بودند و از ورای همین رنگ پریدگی موجی از سرخی کم‌کم پدیدار شد mizan_test_en_fa And for the moment the apparition of the gale rose before his eyes در آن لحظه منظره‌ی تندباد در برابر چشمانش زنده شد، mizan_test_en_fa a gale at night, with a clear sky and under a full moon, the huge seas glinting coldly in the moonlight. تندبادی شبانگاهی زیر آسمانی صاف با نورافشانی ماه کامل و برق سرد دریاهای پهناور در تابش مهتاب، mizan_test_en_fa That was all of the incident, but he heard Ruth muffle a dry sob in her throat, and noticed that she turned her face away to gaze out of the window. اما مارتین شنید که هق هق خفیفی در گلوی روتپیچیده است و دید که او صورتش رابه طرف پنجره برگردانده است تا به بیرون نگاه کند mizan_test_en_fa I shall grow more catholic in time, عاشقت در آینده تحملم بیشتر خواهد شد، mizan_test_en_fa but at present I can't help being jealous of those ghosts of the past, and you know your past is full of ghosts.; اما در حال حاضر نمی‌توانم از حسادت به اشباح گذشته‌ات خودداری کنم و می‌دانی که گذشته‌ی تو پر از این گونه اشباح است mizan_test_en_fa she called back from the door, ; سرش را از پشت در بر گرداند و گفت، mizan_test_en_fa There's some kind of a mixture, put up by the druggists, that helps men to stop the use of tobacco,and I am going to send you some.; دوافروش‌ها داروی مرکبی می‌فروشند که برای ترک سیگار مفید است، می‌خواهم مقداری از آن را برایت بخرم و بفرستم mizan_test_en_fa Maria, with worshipful eyes that none the less were keen to note the texture of Ruth's garments and the cut of them, ماریا با چشمانی ستایشگر که به پارچه‌ی لباس‌های روت وبرش‌شان دوخته بود، mizan_test_en_fa a cut unknown that produced an effect mysteriously beautiful , saw her to the carriage. برش ناشناخته‌ای که زیبایی اسرارآمیز به او داده بود روت را تا پای کالسکه بدرقه کرد، mizan_test_en_fa The crowd of disappointed urchins stared till the carriage disappeared from view, then transferred their stare to Maria, who had abruptly become the most important person on the street. بچه‌های شیطان که دیگر مأیوس شده بودند آن قدر به کالسکه نگاه کردند تا از نظرشان پنهان شد آنگاه چشم‌شان را به چهره‌ی ماریا که ناگهان به مهم‌ترین شخص آن خیابان تبدیل شده بود انداختند، mizan_test_en_fa But it was one of her progeny who blasted Maria's reputation by announcing that the grand visitors had been for her lodger. اما یکی از اولاد قد و نیم قدش به بچه‌های دیگر گفت که این میهمان‌های عالیقدر برای دیدن مستأجرشان آمده بودند و با این حرفش شهرت او را بر باد داد، mizan_test_en_fa After that Maria dropped back into her old obscurity and Martin began to notice the respectful manner in which he was regarded by the small fry of the neighborhood. پس از آن واقعه ماریا دوباره به کنج فراموشی افتاد و مارتین کم‌کم دید که رفتار بچه‌های نیم وجبی خانه‌های اطراف با او خیلی محترمانه شده است، mizan_test_en_fa As for Maria, Martin rose in her estimation a full hundred per cent, and had the Portuguese grocer witnessed that afternoon carriage, اما در نظر ماریا ارزش مارتین صددرصد بیشتر شد و اگر بقال پرتغالی هم آن روز غروب می‌دید که میهمانان مارتین با چه کالسکه‌ای به دیدنش آمده بودند، mizan_test_en_fa call he would have allowed Martin an additional three dollars and eighty five cents' worth of credit. حتما به اندازه‌ی سه دلار و هشتاد و پنج سنت دیگر به او نسیه می‌داد mizan_test_en_fa The day after Ruth's visit, he received a check for three dollars from a New York scandal weekly in payment for three of his triolets. یک روز پس از رفتن روت یکی از هفته نامه‌های شایعه پرداز نیویورک چکی به مبلغ سه دلار بابت سه تا از تریولت‌های مارتین برایش فرستاد، mizan_test_en_fa Two days later a newspaper published in Chicago accepted his ;Treasure Hunters,; دو روز بعد روزنامه‌ای که در شیکاگو منتشر می‌شد نوشته‌ی او را با نام گنج یابان پذیرفت، mizan_test_en_fa promising to pay ten dollars for it on publication. و وعده داد که به‌محض انتشار ده دلار برایش خواهد فرستاد، mizan_test_en_fa To cap everything, the adventure serial for boys, بالاتر از همه اینکه مجموعه داستان پیاپی و ماجراجویانه‌ای که برای بچه‌ها نوشته بود mizan_test_en_fa his second attempt, was accepted before the end of the week by a juvenile monthly calling itself Youth and Age. دومین تلاشش در نویسندگی پیش از پایان هفته توسط یکی از ماهنامه‌های جوانان که جوانان و عصر نامیده نامیده می‌شد پذیرفته شد، mizan_test_en_fa It was true the serial was twenty one thousand words, درست بود که این مجموعه را در بیست و یک هزار کلمه نوشته بود، mizan_test_en_fa and they offered to pay him sixteen dollars on publication, اما آن‌ها گفته بودند که به محض انتشار داستان شانزده دلار برایش خواهند فرستاد، mizan_test_en_fa which was something like seventy five cents a thousand words; که می‌شد چیزی در حدود هفتاد و پنج سنت برای هزار کلمه، mizan_test_en_fa but it was equally true that it was the second thing he had attempted to write and that he was himself thoroughly aware of its clumsy worthlessness. این هم درست بود که داستان مزبور دومین تلاش او برای نویسنده شدن به شمار می‌رفت و خودش بر بی‌ارزشی نابه‌هنجار و ناخوشایند آن واقف بود، mizan_test_en_fa What characterized them was the clumsiness of too great strength آنچه این آثار را مشخص می‌کرد نابه‌هنجاری قدرت بسیار زیادشان بود mizan_test_en_fa the clumsiness which the tyro betrays when he crushes butterflies with battering rams and hammers out vignettes with a war club. مانند نابه‌هنجاری آدم مبتدی که به هنگام شکار پروانه از پتک آهنین استفاده می‌کند و برای کوبیدن عکس به دیوار گرز پولادین به کار می‌آورد، mizan_test_en_fa There was a compromise that approximated the truth, حد وسطی وجود دارد که به حقیقت نزدیک‌تر است، mizan_test_en_fa though it flattered not the school of god, while it challenged the brute savageness of the school of clod. و با آنکه در برابر مکتب خدا تملق گویی نمی‌کند با توحش جانورخویانه‌ی رایج در مکتب کلوخ نیز مبارزه می‌کند، mizan_test_en_fa It was his story, ;Adventure,; which had dragged with Ruth, that Martin believed had achieved his ideal of the true in fiction; and it was in an essay, این حد وسط داستان ماجرا نوشته‌ی خودش است ماجراجویی که او با روت داشت و به نظر خودش کمال مطلوب وی از حقیقت گویی در داستان نویسی را منعکس می‌کرد، mizan_test_en_fa ;God and Clod,; that he had expressed his views on the whole general subject. و در مقاله‌ی دیگری به نام خدا و کلوخ نظرش را درباره‌ی کل این موضوع بیان کرده بود، mizan_test_en_fa His early work counted for nothing in his eyes except for the money it brought, نخستین نوشته‌هایش در نظرش هیچ اهمیتی جز پولی که برایش فراهم می‌کردند نداشتند، mizan_test_en_fa and his horror stories, two of which he had sold, he did not consider high work nor his best work. و داستان‌های وحشت آفرین را که دوتایشان فروخته شده بودند نه بهترین کار خود می‌پنداشت و نه جزو آثار با ارزش، mizan_test_en_fa To him they were frankly imaginative and fantastic, though invested with all the glamour of the real, wherein lay their power. این داستان‌ها در نظر او کارهایی صرفا تخیلی و رؤیایی بودند گرچه از تمام طلسم و فریبندگی واقعیت نیز برخوردار بودند و همین رمز قدرت‌شان بود، mizan_test_en_fa The trick had been to fling over the face of his artistry a mask of humanness, جنبه‌هنری دادن به کارها ارزش صرف وقتش را هم نخواهد داشت، mizan_test_en_fa and this he had done in the half dozen or so stories of the horror brand he had written before he emerged upon the high peaks of ;Adventure,; ;Joy,; ;The Pot,; and ;The Wine of Life.; حیله عبارت بوده است از برگرفتن پرده‌ای از انسانیت از چهره‌ی جنبه‌ی هنری کارهایش و این را در پنج شش داستان از نوع وحشت‌آفرین پیش از رسیدن به نوک قله و نوشتن داستان‌هایی چون ماجرا کوزه لذت و شراب زندگی رعایت کرده بود mizan_test_en_fa He cashed the first check with the suspicious Portuguese grocer, paying a dollar on account and dividing the remaining two dollars between the baker and the fruit store. اولین چک را پیش بقال بدخلق پرتغالی نقد کرد یک دلار از بدهی‌اش را پرداخت و دو دلار باقیمانده را میان نانوا و میوه فروش تقسیم کرد، mizan_test_en_fa Martin was not yet rich enough to afford meat, مارتین هنوز آن‌قدر ثروتمند نشده بود که بتواند از عهده‌ی خرید گوشت برآید، mizan_test_en_fa and he was on slim allowance when the White Mouse check arrived. و وقتی چک مجله‌ی موش سفید به دستش رسید آهی در بساط نداشت، mizan_test_en_fa He had never been in a bank in his life, much less been in one on business, از اول عمرش تا آن روز هرگز پایش به بانک نرسیده بود آن‌هم بانکی که با امور داد و ستد سرو کار داشته باشد، mizan_test_en_fa and he had a naive and childlike desire to walk into one of the big banks down in Oakland and fling down his indorsed check for forty dollars. و اشتیاق ساده‌لوحانه و کودکانه‌ای او را وامی‌داشت که به یکی از بانک‌های بزرگ او کلند برود و چک امضا شده‌ی چهل دلاری‌اش را نقد کند، mizan_test_en_fa On the other hand, practical common sense ruled that he should cash it with his grocer and thereby make an impression that would later result in an increase of credit. از طرف دیگر عقل سلیم به او حکم می‌کرد که باید آن را پیش بقال ببرد و نقد کند و بدین‌وسیله او را تحت‌تأثیر قرار دهد و موجب افزایش اعتبارش نزد او شود mizan_test_en_fa Reluctantly Martin yielded to the claims of the grocer, مارتین با آنکه تمایلی به این کار نداشت پیش بقال رفت، mizan_test_en_fa paying his bill with him in full, and receiving in change a pocketful of jingling coin. چکش را نقد کرد و تمام بدهی‌اش را پرداخت و با یک جیب پر از سکه جیرینگ جیرینگی به خانه برگشت، mizan_test_en_fa Also, he paid the other tradesmen in full, redeemed his suit and his bicycle, طلب بقیه‌ی کاسب‌ها را هم کاملا پرداخت کت و شلوار و دوچرخه‌اش را از گرو در آورد، mizan_test_en_fa paid one month's rent on the type writer, کرایه‌ی یک ماه ماشین تحریر را پرداخت، mizan_test_en_fa and paid Maria the overdue month for his room and a month in advance. و اجاره‌ی عقب افتاده یک ماه و اجازه‌ی یک ماه بعد را هم به ماریا پرداخت، mizan_test_en_fa He had been so long without money that, like a rescued starving man who cannot let the unconsumed food out of his sight, دوان بی‌پولی‌اش به قدری طولانی شده بود که مانند آدم از گرسنگی در آمده‌ای که نمی‌تواند غذای ناخورده را از جلو چشم خود دور ببیند، mizan_test_en_fa Martin could not keep his hand off the silver. مارتین هم نمی‌توانست از پول خردهایش دست بردارد، mizan_test_en_fa but now, with nearly all debts paid, three dollars jingling in his pocket, and in his mind the consciousness of success, اما حالا که مارتین تقریبا تمام بدهی‌هایش را پرداخته بود سه دلار از ثروتش هم در جیبش به شادی مشغول بودند و خودش بر موفقیتی که به دست آورده بود آگاهی داشت، mizan_test_en_fa Ruth's two girl cousins were visiting her from San Rafael, دو تا از عمه‌های روت از سان رافائل به دیدنش آمده بودند، mizan_test_en_fa and Mrs. Morse, under pretext of entertaining them, was pursuing her plan of surrounding Ruth with young people. و خانم مارتین به بهانه‌ی سرگرم کردن آن‌ها نقشه‌ی خودش را برای محاصره‌ی روت با جوانان هم سن و سال خودش دنبال می‌کرد mizan_test_en_fa Thus, in addition to the cousins Dorothy and Florence, Martin encountered two university professors, one of Latin, the other of English; مثلا علاوه بر دوروثی و فلورانس عمه‌های روت مارتین دو استاد دانشگاه یکی استاد زبان لاتین و دیگری استاد زبان انگلیسی، mizan_test_en_fa a young army officer just back from the Philippines, one time school mate of Ruth's; یک افسر جوان ارتش که تازه از جزایر فیلیپین برگشته بود و سابقا همکلاس روت بوده است mizan_test_en_fa finally of the men, a live bank cashier, Charles Hapgood, بالاخره مردهای دیگری دید از جمله یک صندوقدار سرحال بانک به نام چارلز هپگود، mizan_test_en_fa a youngish man of thirty five, graduate of Stanford University, member of the Nile Club and the Unity Club, and a conservative speaker for the Republican Party during campaigns مرد نسبتا جوان نمای سی و پنج ساله‌ای که فارغ‌التحصیل دانشگاه استفرد و عضو باشگاه نیل و باشگاه وحدت و سخنگوی محافظه کاران در حزب جمهوریخواه به هنگام مبارزات انتخاباتی بود mizan_test_en_fa Among the women was one who painted portraits, another who was a professional musician, در میان زنها زنی را دید که صورتگری می‌کرد و زنی که نوازنده‌ی حرفه‌ای بود، mizan_test_en_fa and still another who possessed the degree of Doctor of Sociology and who was locally famous for her social settlement work in the slums of San Francisco. سومین زنی که دید دکتری جامعه‌شناسی داشت و به دلیل کارهایی که در زمینه‌ی حل اختلافات اجتماعی در محلات فقیر نشین سانفرانسیسکو انجام داده بود آدم سرشناسی بود mizan_test_en_fa He bore himself a bit stiffly at first, oppressed by a sense of his own awkwardness, especially of his shoulders, در آغاز مارتین کمی خشک رفتار می‌کرد و نگران نابه‌هنجاری حرکات مخصوصا حرکات شانه‌هایش بود، mizan_test_en_fa which were up to their old trick of threatening destruction to furniture and ornaments. که هنوز هم احتمال می‌داد به اسباب اثاثیه و زینت‌آلت گوناگون بخورند و آن‌ها را در هم بریزند، mizan_test_en_fa He had never before been in contact with such exalted beings nor with so many of them. پیش از این هرگز در حضور اشخاص عالیقدری از این دست نبوده و اصلا با این تعداد آدم تحصیل کرده و صاحب مقام برخورد نکرده بود، mizan_test_en_fa For underneath Martin's awe lurked his assertive ego, از چند و چونش سر در آورد زیرا در زیر ترس از مارتین نفس خودنمایانه‌اش نهفته بود، mizan_test_en_fa and he felt the urge to measure himself with these men and women and to find out what they had learned from the books and life which he had not learned. و احساس می‌کرد که حتما خودش را با این مردها و زن‌ها بسنجد و ببیند آن‌ها از کتاب و زندگی چه چیزی یاد گرفته‌اند که خودش یاد نگرفته است، mizan_test_en_fa Ruth's eyes roved to him frequently to see how he was getting on, چشم‌های روت بارها به طرف او گردیدند تا ببیند مارتین در چه حالی است، mizan_test_en_fa and she was surprised and gladdened by the ease with which he got acquainted with her cousins. و وقتی فهمید که مارتین راحت با عمه‌هایش آشنا شده است متعجب و شاد شد، mizan_test_en_fa But he, on the other hand, a wit in his own class, a gay quizzer and laughter maker at dances and Sunday picnics, اما از طرف دیگر مارتین که در میان هم‌طبقه‌ای‌هاش ذهنی تیزیاب و روشن داشت در رقص‌ها و پیک‌نیک‌های یکشنبه، mizan_test_en_fa had found the making of fun and the breaking of good natured lances simple enough in this environment. با همه حرف می‌زد و همه را می‌خنداند شادی کردن و گریزهای شادمانه زدن به مردان زنان را کاری بس آسان یافته بود، mizan_test_en_fa And on this evening success stood at his back, patting him on the shoulder and telling him that he was making good, و آن روز غروب موفقیت تا پشت سرش آمده بود و با دست به شانه‌هایش می‌زد و می‌گفت که خوب کاشته‌ای، mizan_test_en_fa so that he could afford to laugh and make laughter and remain unabashed. به همین علت توانست از ته دل بخندد و بخنداند و از کسی هم خجالت نکشد، mizan_test_en_fa though Martin no longer wove the air with his hands, با آنکه مارتین دیگر دستش را در هوا تکان نمی‌داد، mizan_test_en_fa to Ruth's critical eye he permitted his own eyes to flash and glitter too frequently, از دید منتقدانه‌ی روت چشم‌های مارتین تندتند پلک می‌زدند و شدیدا می‌درخشیدند، mizan_test_en_fa talked too rapidly and warmly, grew too intense, and allowed his aroused blood to redden his cheeks too much. خودش خیلی تند و با حرارت حرف می‌زد خیلی جدی می‌شد وبه خونی که تا سطح بدن رسیذه بود اجازه می‌داد که گونه‌هایش را بیش از اندازه سرخ کند، mizan_test_en_fa And the best that is in them is what they are interested in, the thing by which they make their living, و بهترین در وجودشان همان چیزی است که بدان علاقه دارند کاری که به اتکایش زندگی خود را می‌گذرانن، mizan_test_en_fa the thing they've specialized on and sat up days and nights over, and even dreamed about. در آن تخصصی یافته‌اند شب و روزشان را صرف آن کرده‌اند و حتی در خواب به آن اندیشیده‌اند mizan_test_en_fa Imagine Mr Butler living up to social etiquette and enunciating his views on Paul Verlaine or the German drama or the novels of D'Annunzio. مثلا آقای باتلر را که به بالاترین حد آداب دانی اجتماعی رسیده است در تصورت مجسم کن که می‌خواهد نظراتش را در باره‌ی پل ورلن یا درام آلمانی یا داستان‌های دانونتسیو به زبان آورد، mizan_test_en_fa It's the best that is in him, and life is so short that I want the best of every man and woman I meet.; این بهترین چیزی است که او در اندرون خویش دارد و زندگی چنان کوتاه است که دلم می‌خواهد در هر زن و مردی این بهترین را لمس کنم، mizan_test_en_fa To listen to conversation about such things would mean to be bored, گوش دادن به یک چنین گفتگویی برای‌شان به معنای خسته کردن تن است، mizan_test_en_fa wherefore the idlers decree that such things are shop and must not be talked about. و به همین علت اینان مقرر می‌فرمایند که اینگونه گفتگوها به حرفه و کار مربوط می‌شوند و نباید در همه جا مطرح شوند، mizan_test_en_fa Likewise they decree the things that are not shop and which may be talked about, همچنین چیزهایی را که جزو حرفه و کار نیستند و می‌شود در باره‌شان حرف زد نیز مقرر می‌فرمایند، mizan_test_en_fa and those things are the latest operas, latest novels, cards, billiards, cocktails, که عبارتند از آخرین اپراها آخرین داستان‌ها ورق بازی‌ها بیلیارد بازی‌ها کوکتیل‌ها، mizan_test_en_fa automobiles, horse shows, trout fishing, tuna fishing, big game shooting, yacht sailing, and so forth and mark you, اتوموبیل‌ها نمایش‌های سوار کاری صید قزل‌آلا صید ماهی خال سیاه شکار جانوران وحشی قایق‌رانی و غیره خوب توجه کن، mizan_test_en_fa the funniest part of it is that many of the clever people, and all the would be clever people, allow the idlers so to impose upon them. مضحک‌ترین قسمتش این است که بسیاری از زیرک‌های روزگار و تمام آن‌هایی که در آینده زیرک خواهند شد، mizan_test_en_fa As for me, I want the best a man's got in him, call it shop vulgarity or anything you please.; اما من خواستار بهترین چیزی هستم که در هر کس هست حال می‌خواهی اسمش را بگذار حرف زدن از شغل عوام پسندی یا هر عنوان دیگری که دلت می‌خواهد mizan_test_en_fa Sacramento gives us our appropriations and therefore we kowtow to Sacramento, وجوه اختصاصی ما از ساکرامنتو یعنی مرکز کالیفرنیا می‌آید بنابراین ما در برابر ساکرامنتو، mizan_test_en_fa and to the Board of Regents, and to the party press, or to the press of both parties.; در برابر هیأت امنا و در برابر مطبوعات حزبی یا مطبوعات هر دو حزب پیشانی بر خاک می‌ساییم mizan_test_en_fa or in some sadly wild Bohemian crowd, drinking claret, dago red they call it in San Francisco, یا به جمع انبوه غمگین بوهمیان می‌پیوستم و شراب ارغوانی سر میکشیدم همان که در سانفرانسیسکو ایتالیایی سرخ می‌نامندش، mizan_test_en_fa dining in cheap restaurants in the Latin Quarter, and expressing vociferously radical views upon all creation. و در رستوران‌های ارزان قیمت محله‌ی لاتینی‌ها شام می‌خوردم و نظرات رادیکالم را با صدای بلند درباره‌ی تمام مسایل بیان می‌کردم، mizan_test_en_fa I grow timid when I am face to face with my human frailty, وقتی رو در روی ضعف انسانی خودم قرار می‌گیرم mizan_test_en_fa which ever prevents me from grasping all the factors in any problem human, vital problems, you know.; ضعفی که هیچ وقت نمی‌گذارد تمام عوامل تشکیل دهنده‌ی هر مسأله را بشناسم منظورم مسایل انسانی و حیاتی است شرمنده می‌شوم mizan_test_en_fa He was almost humming the words, چیزی نمانده بود این کلمات را زمزمه کند، mizan_test_en_fa and it dawned upon him that the other reminded him of the trade wind, of the Northeast Trade, steady, and cool, and strong. که تازه فهمید پرفسور کالدول به باد تجارتی یا باد بسامان شمال شرقی که پیوسته و سرد و نیرومند است اشاره می‌کند، mizan_test_en_fa Martin had the feeling that he never spoke his full mind, مارتین احساس می‌کرد که او هرگز تمام اندیشه‌هایش را به زبان نمی‌آورد، mizan_test_en_fa just as he had often had the feeling that the trades never blew their strongest , درست همان طور که بارها احساس کرده بود که بادهای تجارتی نیز هرگز تمام قدرت‌شان را بر پهنه‌ی دریاها گسیل نمی‌دارند، mizan_test_en_fa but always held reserves of strength that were never used. بلکه همیشه مقداری نیروی ذخیره برای خود نگه می‌دارند و هیچ وقت به مصرفش نمی‌رسانند، mizan_test_en_fa Whatever occurred in the instant present, Martin's mind immediately presented associated antithesis or similitude which ordinarily expressed themselves to him in vision. هر آنچه در همان حال رخ می‌داد مارتین متضاد یا مشابه‌اش را حاضر می‌کرد که به صورت منظره‌های درونی در برابر چشم دلش مجسم می‌شدند، mizan_test_en_fa Just as Ruth's face, in a momentary jealousy had called before his eyes a forgotten moonlight gale, درست همان طور که چهره‌ی روت در یک لحظه‌ی آمیخته با حسادت تندباد فراموش شده‌ی یک شب مهتابی را در برابر چشمان مارتین زنده کرده بود mizan_test_en_fa as Professor Caldwell made him see again the Northeast Trade herding the white billows across the purple sea, در همان حال که پروفسور کالدول او را دوباره به تجسم روی هم غلتاندن خرده موج‌های کف‌آلود بر پهنه‌ی دریای ارغوانی واداشته بود، mizan_test_en_fa so, from moment to moment, not disconcerting but rather identifying and classifying, new memory visions rose before him, لحظه به لحظه خاطرات و منظره‌های جدید نه فقط در مغزش موجب ناهماهنگی نمی‌شدند بلکه شناسایی و طبقه‌بندی می‌شدند، mizan_test_en_fa or spread under his eyelids, or were thrown upon the screen of his consciousness. در پشت پرده‌ی پلک‌هایش جلوه می‌کردند یا بر پرده‌ی ضمیر آگاهش نقش می‌بستند، mizan_test_en_fa These visions came out of the actions and sensations of the past, out of things and events and books of yesterday and last week این منظره‌های درونی نتیجه‌ی کارها و احساس‌های گذشته و چیزها و رویدادها و کتاب‌های متعلق به دیروز و هفته‌ی گذشته بودند mizan_test_en_fa So it was, as he listened to Professor Caldwell's easy flow of speech در لحظاتی که مارتین به جریان آرام و یکنواخت حرف‌های پروفسور کالدول گوش می‌داد mizan_test_en_fa the conversation of a clever, cultured man that Martin kept seeing himself down all his past. گفتگوی حریفی زرنگ و فرهیخته دایما سراسر زندگی گذشته‌اش را از نظر خویش می‌گذراند، mizan_test_en_fa He saw himself when he had been quite the hoodlum, wearing a ;stiff rim; Stetson hat and a square cut, double breasted coat, خودش را در روزهای دید که سر تا پا یک لات بود کلاهی لبه‌دار شق و رق بر سر و کتی پت و پهن و شش دکمه‌ای بر تن داشت، mizan_test_en_fa with a certain swagger to the shoulders and possessing the ideal of being as tough as the police permitted. که شانه‌هایش کمی بالا بودند و این کمال مطلوب او از کله شقی تا حدی بود که پلیس اجازه می‌داد، mizan_test_en_fa At one time in his life he had been just a common hoodlum, the leader of a gang that worried the police and terrorized honest, working class householders. در دوره‌ای از زندگیش لات به تمام معنی و سر دسته‌ی عمده‌ای بوده است که پلیس را به دردسر و مردهای محله‌ی کارگرنشین را به وحشت می‌انداخت، mizan_test_en_fa and at the same moment the ghost of his early youth, in stiff rim and square cut, with swagger and toughness, stalked across the room. در همان لحظات شبح نخستین سال‌های جوانی‌اش با کلاه لبه‌دار شق و رق و کت پت و پهن با شانه‌های بلند و تبختر خودنمایانه‌اش از یک سو به سوی دیگر اتاق می‌خرامید، mizan_test_en_fa He had fitted in wherever he found himself, به هر جا که می‌رسید خودش را با همان جا انطباق می‌داد، mizan_test_en_fa been a favorite always and everywhere by virtue of holding his own at work and at play and by his willingness and ability to fight for his rights and command respect. همیشه و همه جا به اتکای استقلالی که در کار و بازوی داشت و در اثر اراده و توانی که برای پیکار در راه دستیابی به حقوق و احترام خودش و محترم شمرده شدن در نزد همگان داشت محبوب همگان بود، mizan_test_en_fa He had been perturbed always by a feeling of unrest, had heard always the call of something from beyond, همیشه نوعی احساس بی‌قراری آشفته‌اش کرده بود و سرگشته‌ی بیابان زندگی شده، mizan_test_en_fa and had wandered on through life seeking it until he found books and art and love. و به جستجوهایش ادامه داده بود تا آنکه باکتاب و هنر و عشق آشنا شده بود، mizan_test_en_fa Oh, I mean the real interpretative biology, البته منظورم زیست‌شناسی تفسیری است، mizan_test_en_fa from the ground up, from the laboratory and the test tube and the vitalized inorganic right on up to the widest aesthetic and sociological generalizations.; از شکل گروه‌بندی شده آزمایشگاهی و لوله آزمایش و ماده‌ی غیرآلی جاندار شده بگیر و بیا تا گسترده‌ترین تعمیم‌های زیبایی شناختی و جامعه‌شناختی mizan_test_en_fa ;And it seems to me,; Martin continued, مارتین ادامه داد و به نظرم چنین می‌رسد، mizan_test_en_fa ;that knowledge of the land question, in turn, of all questions, for that matter, cannot be had without previous knowledge of the stuff and the constitution of life. که شناخت مسأله‌ی زمین و همه‌ی مسایل نیز به نوبه‌ی خود میسر نخواهد شد مگر آنکه شخصی قبلا با ماده و ساختار زندگی آشنا شده باشد mizan_test_en_fa How can we understand laws and institutions, religions and customs, without understanding, not merely the nature of the creatures that made them, چگونه می‌توانیم قوانین و نهادها ادیان و رسوم را بشناسیم بی‌آنکه نه فقط ماهیت اشیاء و موجودات تشکیل دهنده‌ی آن‌ها را بشناسیم، mizan_test_en_fa but the nature of the stuff out of which the creatures are made? بلکه ماهیت ماده‌ای را نیز که موجودات از آن ساخته می‌شوند نشناسیم؟ mizan_test_en_fa The evolution of the tool, of the harp, of music and song and dance, are all beautifully elaborated; تکامل ابزار تکامل چنگ موسیقی و آواز و رقص همگی به طرز زیبایی نمایانده شده‌اند، mizan_test_en_fa but how about the evolution of the human himself, the development of the basic and intrinsic parts that were in him before he made his first tool or gibbered his first chant? اما تکامل خود انسان تکامل استعدادهای بنیادی و غریزی‌اش در دوران پیش از پرداختن به ساختن نخستین ابزار یا زمزمه کردن نخستین آواز چه می‌شود؟ mizan_test_en_fa And you, in turn, or so it seems to me, leave out the biological factor, the very stuff out of which has been spun the fabric of all the arts, the warp and the woof of all human actions and achievements.; و شما نیز به نوبه‌ی خود یا به نظر من عامل بیولوژیکی یعنی همان ماده‌ای را که بافت تمام هنرها و تار و پود تمام فعالیت‌ها و دستاوردهای انسان از آن بافته شده‌اند از قلم می‌انداید mizan_test_en_fa To Ruth's amazement, Martin was not immediately crushed, a آنچه شگفتی روت را برانگیخت این بود که مارتین بلافاصله از پا در نیامد، mizan_test_en_fa nd that the professor replied in the way he did struck her as forbearance for Martin's youth. و استاد طوری جواب داد که روت گمان کرد او در برابر جوانی مارتین از خودش شکیبایی نشان داده است، mizan_test_en_fa ;Do you know,; he said at last, ;I've had that same criticism passed on me once before سرانجام گفت می‌دانید یک بار دیگر نیز سابقا چنین انتقادی از من شده است mizan_test_en_fa by a very great man, a scientist and evolutionist, Joseph Le Conte. آن هم از طرف مردی گرانمایه دانشمند و تکامل شناس به نام ژوزف لو کنت، mizan_test_en_fa But he is dead, and I thought to remain undetected; and now you come along and expose me. اما او فوت کرد و خیال می‌کردم دیگر کسی روی این ضعفم دست نخواهد گذاشت اما حالا شما را می‌بینم که پرده از نقطه‌ی ضعفم بر می‌دارید، mizan_test_en_fa Ruth drew Martin away with her on a pretext; when she had got him aside, whispering: روت بهانه‌ای آورد و مارتین را از آنجا برد و وقتی از آنجا دور شدند در گوشش گفت، mizan_test_en_fa ;You shouldn't have monopolized Professor Caldwell that way. نباید وقت پرفسور کالدول را این طوری به انحصار خودت بگیری، mizan_test_en_fa I once thought that everybody who went to universities, یک زمانی خیال می‌کردم هر کسی که به دانشگاه رفت، mizan_test_en_fa or who sat in the high places in society, was just as brilliant and intelligent as he.; یا در طبقات بالای اجتماع زندگی کرد مثل ایشان روشن اندیش و تیز هوش خواهد بود mizan_test_en_fa Not once did his eyes flash nor his cheeks flush, حتی یک بار نشد که چشم‌هایش برق بزنند یا گونه‌هایش سرخ شوند، mizan_test_en_fa while the calmness and poise with which he talked surprised her. اما آرامش و قیافه‌اش به هنگام صحبت روت را به حیرت انداخته بود، mizan_test_en_fa But in Martin's estimation the whole tribe of bank cashiers fell a few hundred per cent, نظر مارتین این بود که تمام صندوقدارها چندصد درصد از خودش عقب‌ترند، mizan_test_en_fa and for the rest of the evening he labored under the impression that bank cashiers and talkers of platitudes were synonymous phrases. و بقیه‌ی مدت را با این فکر گذراند که میان صندوقدارها و آدم‌های حراف و بی‌مزه هیچ فرقی نیست، mizan_test_en_fa The army officer he found good natured and simple, a healthy, wholesome young fellow, افسر ارتش به نظرش آدمی خوش طبع و ساده و جوانی سالم و خوش برخورد رسید، mizan_test_en_fa content to occupy the place in life into which birth and luck had flung him. که راضی بود جایش را در همانجا که دست روزگار قرارش داده بود اشغال کند، mizan_test_en_fa ;I really don't object to platitudes,; he told Ruth later; بعدا به روت گفت راستش به آدم‌های حراف اعتراض نم‌کنم، mizan_test_en_fa ;but what worries me into nervousness is the pompous, smugly complacent, superior certitude with which they are uttered and the time taken to do it. اما آنچه ممکم است مرا عصبانی کند ستایش‌های مطنطن، mizan_test_en_fa Why, I could give that man the whole history of the Reformation in the time he took to tell me that the Union Labor Party had fused with the Democrats. ببین در همان مدتی که او توضیح می‌داد حزب متحد کارگری با دموکرات‌ها یکی شده است می‌توانستم تمام تاریخ عصر اصلاح دینی را برایش شرح دهم، mizan_test_en_fa Mr. Butler says he is safe and honest calls him the Rock, Peter, آقای باتلر می‌گوید او شخص مطمئن و درستکار است اسمش را گذاشته است راک و پیتر، mizan_test_en_fa and says that upon him any banking institution can well be built.; و می‌گوید که با تکیه بر او می‌توان هر مؤسسه‌ی را بنا کرد mizan_test_en_fa I don't care how nimble her fingers are, how perfect her technique, هیچ کاری ندارم به اینکه انگشتانش چقدر چابک و تکنیکش چقدر کمال یافته، mizan_test_en_fa how wonderful her expression the fact is, she knows nothing about music.; و بیانش چقدر شگفت‌آور است واقعیت این است که او چیزی از موسیقی نمی‌فهمد mizan_test_en_fa I asked her what music meant to her you know I'm always curious to know that particular thing; پرسیدم به نظرش معنای موسیقی چیست mizan_test_en_fa and she did not know what it meant to her, و او نمی‌دانست معنی موسیقی در نظرش چیست، mizan_test_en_fa except that she adored it, that it was the greatest of the arts, and that it meant more than life to her.; البته ناگفته نماند که موسیقی را ستود و گفت که موسیقی بزرگ‌ترین هنر است و در نظر او چیزی بالاتر از زندگی است mizan_test_en_fa He paused for a moment, and watched the youthful shade of himself, in stiff rim and square cut, لحظه‌ای درنگ کرد و سایه‌ای از سال‌های جوانیش را با کلاه لبه‌دار شق و رق و کت پت و پهن دید که وارد شد، mizan_test_en_fa enter the door and swagger across the room. و از یک سو به سوی دیگر اتاق رفت، mizan_test_en_fa But now, from what little I've seen of them, they strike me as a pack of ninnies, most of them, اما حالا از مختصر اشاراتی که دیدم آن‌ها را یک عده آدم‌های ساده لوح می‌دانم بیشترشان را، mizan_test_en_fa and ninety percent of the remainder as bores. نود درصد بقیه به نظرم سرخری بیش نیستند mizan_test_en_fa ;I attended two lecture courses under him, and I have known him for two years; در دوتا از جلسات درسش حضور داشته‌ام و دو سال است که او را می‌شناسم، mizan_test_en_fa that is why I am anxious for your first impression.; به همین علت است که می‌خواهم ببینم نخستین تأثیرات او در تو چگونه بوده است mizan_test_en_fa What I mean is that he strikes me as a man who has gone to the bottom of things, منظورم این است که در نظر من او شخصی استکه به ژرفای امور رفته است، mizan_test_en_fa and is so afraid of what he saw that he makes believe to himself that he never saw it. و از آنچه دیده است چنان به وحشت افتاده است که می‌خواهد به خودش بقبولاند که فقط سرابی از شاخ و برگ درختان را دیده است، mizan_test_en_fa all the time, in his innermost heart, is regretting that he has not done them; سراسر عمرش در درونی‌ترین زوایای قلبش تأسف خورده است که چرا آن کارها را انجام نداده است، mizan_test_en_fa who has secretly laughed at the rewards for doing, مخفیانه به پاداش‌هایی که برای انجام دادن کارها می‌دهند خندیده است، mizan_test_en_fa and yet, still more secretly, has yearned for the rewards and for the joy of doing.; و باز مخفیانه‌تر از آن در آرزوی پاداش و لذت بردن از انجام دادن و دست به کار شدن بوده است mizan_test_en_fa He was superior to the climb, and he did not, with false modesty, hide it from himself , او از این طبقه‌ی بالا برتر بود و خود این را با تواضعی دروغین از خودش پنهان نمی‌کرد، mizan_test_en_fa he was superior to the beings among whom he had climbed with the exception, of course, of Professor Caldwell. از موجوداتی که به میان‌شان صعود کرده بود نیز البته به استثنای پرفسور کالدول برتر بود، mizan_test_en_fa nor did he know that the persons who were given to probing the depths and to thinking ultimate thoughts were not to be found in the drawing rooms of the world's Morses; این را هم نمی‌دانست اشخاصی که عمرشان را صرف راه‌یابی به ژرفای امور و اندیشیدن درباره‌ی آخرین راه‌های حل مشکلات می‌کنند سر و کله‌شان در اتاق‌های پذیرایی مورس‌های جهان پیدا نمی‌شود، mizan_test_en_fa nor did he dream that such persons were as lonely eagles sailing solitary in the azure sky far above the earth and its swarming freight of gregarious life. همچنین تصورش را نمی‌کرد که این‌گونه افراد همچون عقابانی تنهایند که جدا از هم در پهنه‌ی نیلگون آسمان بلند بر فراز زمین و توده‌ی متراکم انسان‌های گروه‌جوی آن شناورند، mizan_test_en_fa For twenty five days, working Sundays and holidays, he toiled on, پس از بیست و پنج روز تمام به اضافه‌ی یکشنبه‌ها و تعطیلات دیگر با تلاشی خستگی‌ناپذیر، mizan_test_en_fa ;The Shame of the Sun,; a long essay of some thirty thousand words. مقاله‌ی ننگ آفتاب را که نسبتا طولانی و دارای سی هزار کلمه بود نوشت mizan_test_en_fa It was a deliberate attack on the mysticism of the Maeterlinck school این مقاله حمله‌ای سنجیده به عرفان مکتب مترلینگ بود mizan_test_en_fa an attack from the citadel of positive science upon the wonder dreamers, حمله‌ای از دژ علوم اثباتی به رؤیاپردازان حیران، mizan_test_en_fa but an attack nevertheless that retained much of beauty and wonder of the sort compatible with ascertained fact. اما حمله‌ای که بسیاری از زیبایی‌ها و شگفتی‌های سازگار با یافته‌های مسلم را در خود داشت mizan_test_en_fa During the twenty five days spent on ;The Shame of the Sun,; در مدت بیست و پنج روزی که به نوشتن مقاله‌ی ننگ آفتاب گذشت، mizan_test_en_fa he sold hack work to the extent of six dollars and fifty cents. مقداری از چرند و پرندهایش را به قیمت شش دلار و پنجاه سنت فروخت، mizan_test_en_fa As a result, having exhausted his credit with the tradesmen though he had increased his credit with the grocer to five dollars , در نتیجه پس از استفاده‌ی کافی از اعتبارش پیش کاسب‌های محل هرچند اعتبارش پیش بقال تا پنج دلار نسیه گرفتن بالا رفته بود، mizan_test_en_fa his wheel and suit of clothes went back to the pawnbroker. دوچرخه و کت و شلوارش را دوباره گرو گذاشت، mizan_test_en_fa The type writer people were again clamoring for money, مسسه‌ی صاحب ماشین تحریر دوباره طلبش را می‌خواست، mizan_test_en_fa insistently pointing out that according to the agreement rent was to be paid strictly in advance. و مصرانه به او گوشزد می‌کرد که بر طبق قرارداد کرایه‌ی ماشین تحریر باید پیشاپیش پرداخته شود، mizan_test_en_fa He read them over in order to find out how not to write newspaper storiettes, آن‌ها را دوباره خواند تا متوجه شود که کدام جنبه‌های این داستان‌های را در کارهای بعدیشتکرار نکند، mizan_test_en_fa and so doing, reasoned out the perfect formula. و با این کار فرمول کامل را کشف کرد، mizan_test_en_fa He found that the newspaper storiette should never be tragic, متوجه شد که داستان کوتاه روزنامه‌ای هرگز نباید غم‌انگیز باشد، mizan_test_en_fa should never end unhappily, نباید پایانی اندوه‌بار داشته باشد، mizan_test_en_fa and should never contain beauty of language, subtlety of thought, nor real delicacy of sentiment. و نویسنده هرگز نباید در قید زیبایی بیان تازگی و تیزی فکر یا ظرافت واقعی احساسات باشد، mizan_test_en_fa Sentiment it must contain, plenty of it, pure and noble, of the sort that in his own early youth had brought his applause from; nigger heaven; البته باید احساساتی باشد آن‌هم خیلی زیاد از نوع خالص و شریف از همان نوعی که در سال‌های جوانی‌اش او را از بالکن بالای تئاتر به هورا کشیدن واداشته بود mizan_test_en_fa the ;For God my country and the Czar; and ;I may be poor but I am honest; brand of sentiment. احساساتی از نوع آنچه در نمایشنامه‌های به‌خدا میهنم و تزار و ممکن است فقیر باشم اما درستکارم او را تکان داده بودند، mizan_test_en_fa Having learned such precautions, Martin consulted ;The Duchess; for tone, and proceeded to mix according to formula. مارتین پس از آشنایی با این ویژگی‌ها نمایشنامه‌ی دوشس‌مالفی اثر جان وبستر نمایشنامه‌نویس انگلیسی سده‌ی هفدهم را به دلیل وجود جنبه‌های اخلاقی و احساساتی برگزید و به در آمیختن آن‌ها بر طبق فرمول خودش پرداخت، mizan_test_en_fa But marriage bells at the end was the one thing he could take no liberties with; ناقوس‌های ازدوج در پایان نمایشنامه تنها چیزی بود که مارتین نمی‌توانست تغییرش دهد، mizan_test_en_fa though the heavens rolled up as a scroll and the stars fell, thewedding bells must go on ringing just the same. حتی اگر آسمان همچون تومار می‌پیچید و ستارگان فرو می‌افتادند ناقوس‌های عروسی می‌بایست به نواختن‌شان ادامه می‌دادند mizan_test_en_fa In quantity, the formula prescribed twelve hundred words minimum dose, fifteen hundred words maximum dose. از لحاظ کمیت این فرمول هزار و دویس کلمه را به عنوان حداقل و هزار و پانصد کلمه را به عنوان حداکثر تعداد کلمات مجاز می‌شمرد، mizan_test_en_fa Before he got very far along in the art of the storiette, Martin worked out half a dozen stock forms, مارتین بیش از آنکه در رشته‌ی هنر داستان نویسی برای روزنامه‌ها جلوتر برود پنج شش صورت موجودی یا جدول پایه تهیه کرد، mizan_test_en_fa which he always consulted when constructing storiettes. و همیشه در مواقعی که داستان کوتاه برای روزنامه می‌نوشت به سراغ این جدول‌ها می‌رفت، mizan_test_en_fa These forms were like the cunning tables used by mathematicians, which may be entered from top, bottom, right, and left, این جدول‌ها مانند جدول‌های دقیق ریاضیدان بودند که می‌توان از بالا پایین راست و چپ پرشان کرد، mizan_test_en_fa which entrances consist of scores of lines and dozens of columns, and from which may be drawn, و راه‌های ورودشان از ده‌ها خط و ستون تشکیل می‌شود، mizan_test_en_fa without reasoning or thinking, thousands of different conclusions, all unchallengably precise and true. که بی‌هیچ استدلال یا اندیشه‌ای می‌توان هزاران نتیجه‌ی متفاوت از آن‌ها استخراج کرد که همگی بی‌چون و چرا درست هستند، mizan_test_en_fa Thus, in the course of half an hour with his forms, Martin could frame up a dozen or so storiettes, which he put aside and filled in at his convenience. بدین ترتیب مارتین پس از نیم ساعت سر و کله زدن با جدول‌هایش توانست استخوان‌بندی ده پانزده داستان کوتاه روزنامه‌ای را تهیه و بعدا با فراغت خاطر تکمیل کند، mizan_test_en_fa He found that he could fill one in, after a day of serious work, in the hour before going to bed. متوجه شد که اگر یک روز تمام به طور جدی کار کند در همان یک ساعت پیش از خواب می‌تواند یکی از این داستان‌ها را تکمیل کند، mizan_test_en_fa He had no doubt whatever of the efficacy of his formula, در کارآیی فرمولش تردیدی نداشت، mizan_test_en_fa and for once he knew the editorial mind when he said positively to himself that the first two he sent off would bring checks. چون با ذهن سردبیرها آشنا شده بود وقتی دو تا از نخستیننوشته‌هایش را به روزنامه‌ها می‌فرستاد قاطعانه به خودش گفت که این‌ها به دنبال‌شان چک خواهند آورد، mizan_test_en_fa that it was a fourth rater, or tenth rater, without standing, یک نشریه‌ی درجه چهار یا درجه ده است یا اصولا درجه‌ای ندارد، mizan_test_en_fa with a crazy circulation that partly rested on petty bullying and partly on patriotic appealing, and with advertisements that were scarcely more than charitable donations. و تیراژش به قدری کم ایت که فقط با تکیه بر همین کارهای کوچک و تا اندازه‌ای کمک خواهی از مردم و چاپ آگهی‌هایی که به‌ندرت هدفی غیر از بخشش خیرخواهانه دارند به کارش ادامه می‌دهد، mizan_test_en_fa Nor could he have guessed that the particular five dollars that belonged to him had been appropriated by the business manager for the painting of his house in Alameda, which painting he performed himself, on week day afternoons, همچنین نمی‌توانست حدس بزند که آن پنج دلاری که به او تعلق داشت به جیب مدیر امور اداری سرازیر شده است تا به مصرف رنگ‌آمیزی خانه‌اش در آلامدا برسد البته این کار را خودش بعد از ظهرها انجام می‌داد، mizan_test_en_fa The article had been published, as he had ascertained at the file in the Central Reading room, مقاله بنا به اطلاعاتی که از بایگانی کتابخانه‌ی مرکزی به دست آورده چاپ شده بود، mizan_test_en_fa but no word could he get from the editor. اما او حتی یک نامه‌ی تک واژه‌ای نیز از سردبیر دریافت نکرده بود، mizan_test_en_fa It was nothing less than robbery, he concluded به این نتیجه رسید که این کار چیزی جز دزدی نیست mizan_test_en_fa a cold blooded steal; while he starved, he was pilfered of his merchandise, of his goods, the sale of which was the sole way of getting bread to eat. دزدی علنی وتی گرسنگی می‌کشید وسایل‌اش را یکی یکی از دست می‌داد و فروش آن‌ها تنها راه برای خرید نان و گرسنگی نکشیدن بود mizan_test_en_fa Youth and Age was a weekly, and it had published two thirds of his twenty one thousand word serial when it went out of business. مجله‌ی جوانان و عصر هفته‌ای یک بار انتشار می‌یافت دو سوم از داستان پیاپی بیست و یک هزار کلمه‌ای مارتین را منتشر کرده بود که تعطیل شد، mizan_test_en_fa His chief reason for submitting it to that publication was that, having only to travel across the bay from Oakland, a quick decision could be reached. دلیلش برای فرستادن این داستان به مجله‌ی مزبور این بود که می‌گفت از آنجا تا آن سوی خلیج در او کلند راهی نیست و خیلی زود می‌تواند از تصمیم مسئولان مجله آگاه شود، mizan_test_en_fa Two weeks later he was overjoyed to see, in the latest number on the news stand, his story printed in full, illustrated, and in the place of honor. دو هفته‌ی بعد وقتی متن کامل داستانش را در آخرین شماره‌ی این مجله در دکه‌ی روزنامه فروشی دید آن‌هم مصور و در جای پر افتخار مجله غرق در شادی شد، mizan_test_en_fa He went home with leaping pulse, wondering how much they would pay him for one of the best things he had done. در حالی که قلبش تندتند می‌تپید به خانه رفت و در این فکر بود که مسئولان مجله به ازای یکی از بهترین آفریده‌هایش که چاپ کرده‌اند چه مبلغی به دستش خواهند داد، mizan_test_en_fa Even if it isn't more than five dollars, حتی اگر از پنج دلار بیشتر نباشد، mizan_test_en_fa Martin thought to himself, it will buy enough beans and pea soup to enable me to write half a dozen like it, and possibly as good. می‌توانیم به قدری لوبیا و نخود آب بخرم که نیروی نوشتن پنج شش داستان مشابه و احتمالا به همان خوبی را به من بدهد، mizan_test_en_fa ;On rereading your letter it seems to us that you are laboring under the misapprehension that we pay for unsolicited manuscripts. در باز خوانی نامه‌ی جنابعالی متوجه شدیم که در کار شما این سوءتفاهم پیش آمده است که گویا این مجله بابت چاپ مطلب غیر سفارشی نیز دستمزدی می‌پردازد. mizan_test_en_fa He discovered in himself, at this period, a passion for perfection, under the sway of which he rewrote and polished ;The Jostling Street,; ;The Wine of Life,; ;Joy,; the ;Sea Lyrics,; and others of his earlier work. در این روزها وجود شور وصف‌ناپذیر به کمال‌جویی را در خودش کشف کرد و تحت تأثیر همین شور داستان‌های خیابان پردعوا شراب زندگی لذت غزل‌های دریایی و بسیاری از کارهای نخستش را بازنویسی کرد mizan_test_en_fa Ruth's promised cure for the habit, flamboyantly labelled, he stowed away in the most inaccessible corner of his bureau. مارتین دارویی را که روت برای ترک سیگارش فرستاده بود با آن برچسب پرزرق و برقی که داشت در دورترین کنج گنجه‌ی کشودارش پنهان کرد، mizan_test_en_fa Especially during his stretches of famine he suffered from lack of the weed; مخصوصا در ساعات طولانی قحطی و گرسنگی از کمبود این علف هرز رنج می‌برد، mizan_test_en_fa but no matter how often he mastered the craving, it remained with him as strong as ever. اما با آنکه بارها بر اشتیاقش به سیگار غلبه کرده بود ذره‌ای از شدت پیشین کاسته نشده بود، mizan_test_en_fa The storiettes at least kept the pot a boiling and gave him time for ambitious work; داستان‌های کوتاه روزنامه‌ای هر طور بود چراغ زندگی‌اش را روشن نگه داشتند و فرصتی برای کارهای بزرگ‌تر به مارتین دادند، mizan_test_en_fa while the one thing that upheld him was the forty dollars he had received from The White Mouse. در این ضمن تنها عاملی که او را نگه داشت چهل دلاری بود که از مجله‌ی موش سفید گرفته بود، mizan_test_en_fa He anchored his faith to that, and was confident that the really first class magazines would pay an unknown writer at least an equal rate, if not a better one. به این مجله ایمان پیدا کرد و مطمئن شد که فقط مجله‌های واقعا درجه یک به نویسنده‌ی ناشناخته اگر مبلغی بیشتر از نویسندگان شناخته شده ندهند حداقل چیزی برابر با آن‌ها می‌دهند، mizan_test_en_fa His best stories, essays, and poems went begging among them, بهترین داستان‌های کوتاه مقاله‌ها و اشعارش از مجله‌ای به مجله‌ای دیگر فرستاده می‌شدند، mizan_test_en_fa and yet, each month, he read reams of dull, prosy, inartistic stuff between all their various covers. و او هرماه شاهد انتشار ده‌ها شعر و مطلب گنگ یکنواخت و ناهنرمندانه در این مجلات بود mizan_test_en_fa No matter if my work is unusual, no matter if it is unfit, for prudential reasons, for their pages, surely there must be some sparks in it, somewhere, a few, to warm them to some sort of appreciation. هیچ مهم نیست که کار من برای صفحات مجله‌شان غیرعادی باشد نامناسب باشد به دلیل محافظه‌کار بودن آن‌ها اما حتم دارم که در جایی از آن جرقه‌ای یا جرقه‌هایی هست که به وجود سردبیران گرمی دهد تا زبان به ستایش بگشایند mizan_test_en_fa And thereupon he would get out one or another of his manuscripts, such as ;Adventure,; و بلافاصله پس از این فکر یکی از دستنوشت‌هایش مثلا ماجرا را در بر می‌داشت، mizan_test_en_fa and read it over and over in a vain attempt to vindicate the editorial silence. و بارها و بارها با این تلاش بیهوده که سکوت سردبیران را تأیید کند از سر تا پا می‌خواند mizan_test_en_fa They were accompanied by a brief letter to the effect that the syndicate was overstocked, همراه این داستان‌ها نامه کوتاهی بود بدین مضمون که سندیکا گنجایش پذیرش داستان کوتاه را ندارد، mizan_test_en_fa and that some months would elapse before it would be in the market again for manuscripts. و به زودی پس از چند ماه فعالیت برای گردآوری دستنوشت‌های داستان‌های کوتاه روزنامه‌ای را آغاز خواهد کرد، mizan_test_en_fa So he had looked upon the ten as good as sold, and he had lived accordingly, on a basis of fifty dollars in the bank. به همین علت این ده داستانش را فروخته شده تلقی می‌کرد و با همین فکر هم زندگی کرده بود یعنی خیال می‌کرد پنجاه دلار پول در بانک دارد، mizan_test_en_fa So it was that he entered abruptly upon a lean period, wherein he continued selling his earlier efforts to publications that would not pay , بدین‌سان بود که وارد یک دوره‌ی نزاری شد و در طی آن به فروختن کارهای نخستش به ناشرانی که پول نمی‌پرداختند ادامه داد، mizan_test_en_fa and submitting his later work to magazines that would not buy. و کارهای جدیدش را نیز برای مجلاتی می‌فرستاد که خریدار آن‌ها نبودند mizan_test_en_fa It was at this time that he wrote letters of inquiry to the several great monthly and quarterly reviews, در همین زمان بود که نامه‌هایی به چندین ماهنامه و فصلنامه‌ی بزرگ نوشت و سؤالاتی کرد، mizan_test_en_fa Manuscript readers and editors were away on vacation, تمام نسخه‌خوان‌ها و سردبیرها به تعطیلات رفته بودند، mizan_test_en_fa and publications that ordinarily returned a decision in three weeks now retained his manuscript for three months or more. و ناشرانی که معمولا در ظرف سه هفته جواب می‌دادند این‌بار دستنوشت‌هایش را تا سه ماه یا بیشتر پیش خودشان نگه داشته بودند mizan_test_en_fa Only the robber publications seemed to remain actively in business, فقط ناشرانی که کارشان دزدیدن آثار دیگران بود به فعالیت‌شان ادامه می‌دادند، mizan_test_en_fa and to them Martin disposed of all his early efforts, such as ;Pearl diving,; ;The Sea as a Career,; ;Turtle catching,; and ;The Northeast Trades. و مارتین نیز دستنوشت تمام کارهای نخستین همچون صید مروارید ملوانی و زندگی صید لاک‌پشت و بادهای بسامان شمال شرقی را برای آن‌ها فرستاده بود، mizan_test_en_fa It is true, after six months' correspondence, he effected a compromise, whereby he received a safety razor for ;Turtle catching,; البته پس از شش ماه مکاتبه توانست رضایت طرف‌هایش را جلب کند و نتیجتا یک صورت تراش بی‌خطر به عنوان حق‌الزحمه‌ی صید لاک‌پشت گرفت، mizan_test_en_fa and that The Acropolis, having agreed to give him five dollars cash and five yearly subscriptions: for ;The Northeast Trades,; fulfilled the second part of the agreement. و قرار شد مجله‌ی آکروپولیس به عنوان حق‌الزحمه‌ی بادهای بسامان شمال شرقی پنج دلار نقد به او بدهد و تا پنج سال نیز او را جزو مشترکان نشریه قرار دهد، mizan_test_en_fa For a sonnet on Stevenson he managed to wring two dollars out of a Boston editor who was running a magazine with a Matthew Arnold taste and a penny dreadful purse. به عنوان دستمزد غزلی که درباره‌ی زندگی استیونسن سروده بود از یک سردبیر باستنی که مجله‌ای را بر طبق سیلقه‌ی متیو آرنلد اداره می‌کرد و مخزن داستان‌های جلف و خوفناک بود دو دلار گرفت، mizan_test_en_fa ;The Peri and the Pearl,; a clever skit of a poem of two hundred lines, شعر طولانی و دویست بیتی پری و مروارید هجو ادبی ماهرانه‌ای بود، mizan_test_en_fa just finished, white hot from his brain, won the heart of the editor of a San Francisco magazine published in the interest of a great railroad. که تازه سروده و داغ‌داغ از کوره‌ی مغزش در آورده بود همین را به سردبیر یکی از مجلات سانفرانسیسکو که به نفع ایجاد یک خط آهن انتشار می‌یافت فروخت، mizan_test_en_fa When the editor wrote, offering him payment in transportation, Martin wrote back to inquire if the transportation was transferable. سردبیر پیشنهاد کرد که حاضر است به جای پول بلیت مسافرت با قطار در اختیار مارتین بگذارد و او نیز پاسخی نوشت و درباره‌ی انتقال پذیری یا ناپذری بلیت‌ها جویا شد، mizan_test_en_fa this time to The Hornet, a pretentious monthly that had been fanned into a constellation of the first magnitude by the brilliant journalist who founded it. این بار به ماهنامه‌ی پر مدعای هورنت که با هیاهوی زیاد به وسیله‌ی روزنامه‌نگار با استعدادی که پایه گذارش بود به کهکشان مجلات قدر اول راه یافته بود، mizan_test_en_fa It was written by a new editor, who coolly informed Martin that he declined to be held responsible for the old editor's mistakes, این جواب را سردبیر تازه‌واردی نوشته بود و با لحنی سرد به مارتین اطلاع داده بود که نمی‌تواند خطاهای سردبیر پیشین را برعهده گیرد، mizan_test_en_fa and that he did not think much of ;The Peri and the Pearl; anyway. و به هرحال شعر پری و مروارید هم زیاد فکر او را به خود مشغول نمی‌کند و اهمیتی به آن نمی‌دهد، mizan_test_en_fa He had refrained from offering his ;Sea Lyrics; for publication, until driven to it by starvation. مارتین از دادن شعر غزل‌های دریایی به چاپ خودداری کرده بود تا آنکه در اثر فشار گرسنگی مجبور شد آن را نیز به نزد ناشران بفرستد، mizan_test_en_fa The first month four were published, and he promptly received a cheek for four dollars; در ماه نخست چهارتا از شعرها چاپ شدند و بی‌درنگ چکی به مبلغ چهار دلار به نشانیش فرستاده شد، mizan_test_en_fa but when he looked over the magazine, he was appalled at the slaughter. اما مارتین وقتی مجله را مرور کرد و دید که چگونه شعرهایش را مثله می‌کرده‌اند سخت برآشفت، mizan_test_en_fa In some cases the titles had been altered: ;Finis,; for instance, being changed to ;The Finish,; and ;The Song of the Outer Reef; to ;The Song of the Coral Reef. در پاره‌ای موارد عنوان‌ها را عوض کرده بودند و مثلا پایان را به انتها و آواز صخره‌ی دوردست را به آواز ضخره‌ی مرجانی تغییر داده بودند، mizan_test_en_fa He could not believe that a sane editor could be guilty of such maltreatment, باور نمی‌کرد که یک سردبیر عاقل دست به چنین کارهای ناشایستی بزند، mizan_test_en_fa and his favorite hypothesis was that his poems must have been doctored by the office boy or the stenographer. و فرض مطلوبش این بود که حتما پیشخدمت با تندنویس روزنامه چنین تغییراتی را مرتکب شده‌اند، mizan_test_en_fa Month by month the slaughter went on till the thirty poems were published, عملیات جراحی بر روی اشعارش ماه به ماه ادامه یافت تا آنکه هر سی شعر منتشر شد، mizan_test_en_fa and month by month he received a check for those which had appeared in the current number. و ماه به ماه نیز چکی بابت شعری که در همان ماه چاپ شده بود به نشانی‌اش فرستاده می‌شد، mizan_test_en_fa Despite these various misadventures, the memory of the White Mouse forty dollar check sustained him, though he was driven more and more to hack work. با وجود همه‌ی این بدبیاری‌ها خاطره‌ی چهل دلاری که از مجله‌ی موش سفید گرفته بود هنوز سرپایش نگه می‌داشت هرچند بیش ار بییش به چرند و پرند نویسی روی آورده بود، mizan_test_en_fa At his lowest ebb, when his black suit was in pawn, وقتی به بدترین وضع دچار شده و لباس سیاهش را گرو گذاشته بود، mizan_test_en_fa he made a ten strike or so it seemed to him in a prize contest arranged by the County Committee of the Republican Party. موفقیتی چشمگیر به گمان خودش به دست آورد آن‌هم در مسابقه‌ای که کمیته‌ی محلی حزب جمهوریخواه ترتیب داده بود mizan_test_en_fa There were three branches of the contest, این مسابقه در سه رشته صورت می‌گرفت، mizan_test_en_fa and he entered them all, laughing at himself bitterly the while in that he was driven to such straits to live. که مارتین در هر سه رشته شرکت کرد و در همان حال از اینکه می‌دید برای زنده ماندن به چه تنگناهایی کشانده شده است خنده‌ای تلخ در درونش سر داد، mizan_test_en_fa His poem won the first prize of ten dollars, his campaign song the second prize of five dollars, شعرش جایزه‌ی نخست را که ده دلار بود ترانه‌ی پیکارش جایزه‌ی دوم را که پنج دلار بود، mizan_test_en_fa his essay on the principles of the Republican Party the first prize of twenty five dollars. و مقاله‌اش درباره‌ی اصول حزب جمهوریخواه جایزه نخست را که بیست و پنج دلار بود نصیبش کرد، mizan_test_en_fa While this affair was hanging fire, he proved that he understood the principles of the Democratic Party by winning the first prize for his essay in a similar contest. در حالی‌که این ماجرا ادامه داشت مارتین در مسابقه‌ی مشابهی که از طرف حزب دموکرات ترتیب داده شده بود شرکت جست و با خواندن مقاله‌اش ثابت کرد که اصول این حزب را می‌فهمد در نتیجه برنده‌ی جایزه نخست مسابقه شد، mizan_test_en_fa Driven to shifts in order to see Ruth, مارتین که برای دیدن روت به‌دنبال بهانه می‌گشت، mizan_test_en_fa and deciding that the long walk from north Oakland to her house and back again consumed too much time, به خودش گفت که اگه بخواهد از او کلند شمالی تا خانه‌ی روت را پیاده برود و برگردد وقت زیادی را هدر می‌دهد، mizan_test_en_fa he kept his black suit in pawn in place of his bicycle. و به همین علت به جای دوچرخه لباس سیاهش را گرو گذاشت، mizan_test_en_fa Besides, he no longer had opportunity to see much of her in her own home, گذشته از این او دیگر فرصتی برای دیدن روت در خانه‌ی پدرش نداشت، mizan_test_en_fa where Mrs. Morse was thoroughly prosecuting her campaign of entertainment. زیرا در آنجا خانم مورس برنامه‌ی سرگرم سازی روت را به دقت دنبال می‌کرد، mizan_test_en_fa As it was clear to him that he had been handicapped by his early environment, so now he perceived that she was similarly handicapped. همچنان‌که برایش مثل روز روشن شده بود که محیط پیش زندگی‌اش مانع رشد او شده است تردیدی نداشت که خانواده‌ی روت نیز جلو پیشرفت او را گرفته‌اند، mizan_test_en_fa In spite of their Unitarian proclivities and their masks of conservative broadmindedness, با وجود تمایلات وحدت‌طلبانه و صورتک‌هایی که از بزرگ‌اندیشی محافظه کارانه بر چهره‌ی خویش کشیده بودند، mizan_test_en_fa they were two generations behind interpretative science: به اندازه‌ی دو نسل در خارج از دسترس علوم تفسیری بوند، mizan_test_en_fa their mental processes were mediaeval, کنش‌ها و واکنش‌های ذهنی آنان به سده‌های میانه تعلق داشت، mizan_test_en_fa while their thinking on the ultimate data of existence and of the universe struck him as the same metaphysical method that was as young as the youngest race, as old as the cave man, and older در حالی که اندیشیدن‌شان درباره‌ی آخرین اطلاعات مربوطه به زندگی و مائنات به نظر مارتین با همان شیوه‌ی متافیزیکی صورت می‌گرفت که جوانی‌اش به سن جوان‌ترین نژاد و پیری‌اش به سن انسان غارنشین حتی پیرتر از آن بود، mizan_test_en_fa that moved the famous British ecclesiastic to denounce evolution in satire so scathing as to win immediate applause and leave his name a notorious scrawl on the page of history. همان‌که آن کشیش نامدار بریتانیایی را واداشت تا نظریه‌ی تکامل را با طنزی چنان برخورنده محکوم کند که با کف‌زدن‌های فوری همگانی مواجه شود و نامش را به صورت خطی زشت و برجسته بر صفحه‌ی تاریخ به‌جای گذارد، mizan_test_en_fa So Martin thought, and he thought further, till it dawned upon him that the difference between these lawyers, officers, مارتین بدین گونه اندیشید و اندیشید تا آنکه ذره‌ذره پی برد که تفاوت میان این حقوقدانان، افسران، mizan_test_en_fa business men, and bank cashiers he had met and the members of the working class he had known was on a par with the difference in the food they ate, بازرگانان و صندوقداران بانک‌ها با انسان‌های متعلق به طبقه‌ی کارگر که در سراسر زندگی‌اش توانسته بود بشناسد روی‌هم‌رفته در غذایی که می‌خورند، mizan_test_en_fa clothes they wore, neighborhoods in which they lived. لباس‌هایی که می‌پوشند و همسایگانی که داشتند خلاصه می‌شود، mizan_test_en_fa when his one decent suit of clothes was out of pawn, وقتی آن یک‌دست لباس پاکیزه‌اش را از گرو درآورد، mizan_test_en_fa he moved among them a lord of life, quivering with a sense of outrage akin to what a prince would suffer if condemned to live with goat herds. با قیافه‌ی یک آقای زندگی که از حس خشمی نزدیک به خشمی که در صورت وا داشتن فلان شاهزاده به زندگی در میان گله‌های بز در او پدید می‌آید در میانشان گام بر می‌دارد و بر خود می‌لرزد mizan_test_en_fa The conversation had been swung in that direction by Mrs. Morse, who had been invidiously singing the praises of Mr. Hapgood. خانم مورس که به طور نفرت انگیزی آواز ستایش از آقای هیگود را سر داده بود گفتگوی میان این دو را به این مسیر انداخت، mizan_test_en_fa It was so cleverly stupid and unoriginal, and also so convincing, that the leaders cannot help but regard him as safe and sure, این سخنرانی با چنان حماقت و ابتذال زیرکانه‌ای تنظیم شده بود و چنان متقاعدکننده بود که رهبران حزب چاره‌ای ندارند جز آنکه او را شخصی سالم و مطمئن بدانند، mizan_test_en_fa while his platitudes are so much like the platitudes of the average voter that در حالی که حرافی‌های خنکش به‌قدری به حرافی‌های رأی دهنده‌ی متوسط نزدیک است که mizan_test_en_fa while Ruth gazed anxiously from one to the other, در همین‌حال روت نگاهش را از یکی بر می‌گرفت و به دیگری می‌انداخت، mizan_test_en_fa and Mrs. Morse beamed happily at the opportunity afforded of rousing her liege lord's antagonism. و خانم مورس نیز شادمای منتظر همین فرصت بود تا با استفاده از آن آتش اختلاف هم پیمانش را تندتر کند، mizan_test_en_fa ;Because I say Republicans are stupid, and hold that liberty, equality, and fraternity are exploded bubbles, does not make me a socialist,; Martin said with a smile. مارتین با خنده‌ای بر لب گفت اگر می‌بینید می‌گویم جمهوریخواهان احمق‌اند و معتقدند که آزادی برابری و برادری چیزی جز حباب‌های ترکیده نیستند معنی‌اش این نیست که من سوسیالیستم mizan_test_en_fa You still believe in equality, and yet you do the work of the corporations, شما هنوز به برابری اعتقاد دارید اما با این وجود به کارهای حقوقی شرکت‌ها رسیدگی می‌کنید، mizan_test_en_fa and the corporations, from day to day, are busily engaged in burying equality. و شرکت‌ها نیز هر روز بر شدت فعالیت‌شان در به خاک سپردن برابری می‌افزایند mizan_test_en_fa Thus, in his development, Martin found himself face to face with economic morality, or the morality of class; بدین ترتیب مارتین در جریان تکاملش خود را با اخلاق اقتصادی یا اخلاق طبقه‌ای رو در رو دیده، mizan_test_en_fa and soon it became to him a grisly monster. و این خیلی زود در برابرش به یک هیولای فلفل نمکی تبدیل شد، mizan_test_en_fa Personally, he was an intellectual moralist, and more offending to him than platitudinous pomposity was the morality of those about him, او شخصا یک اخلاق پرست روشنفگر بود و آنچه بیشتر از گنده‌گویی‌های حرافان تن‌پرور عذابش می‌داد اخلاق اطرافیانش بود، mizan_test_en_fa which was a curious hotchpotch of the economic, the metaphysical, the sentimental, and the imitative. که آش شله قلمکار عجیبی بود و از عناصر اقتصادی متافیزیکی احساسی و تقلیدی تشکیل می‌شد، mizan_test_en_fa Marian had called on Martin in his room a short time before to announce her engagement, کمی پیش از این ماریان شخصا به اتاق مارتین آمده بود تا نامزدیش را به او اطلاع دهد، mizan_test_en_fa during which visit she had playfully inspected Martin's palm and told his fortune. و در این ضمن با خنده و بازی با کف دستش ور رفته و آینده او را پیشگویی کرده بود، mizan_test_en_fa Instead, her eyes were fixed anxiously upon her betrothed, در عوض چشمانش را به نامزدش دوخته بود، mizan_test_en_fa and Martin, following her gaze, saw spread on that worthy's asymmetrical features nothing but black and sullen disapproval. و مارتین دنبال نگاه خواهرش را گرفت در چهره‌ی نامتقارن آن جناب به چیزی جز عدم پذیرش سیاه و گنگ بر نخورد، mizan_test_en_fa The incident passed over, they made an early departure, این حادثه گذشت آن‌ها زود از نزد مارتین رفتند، mizan_test_en_fa and Martin forgot all about it, though for the moment he had been puzzled that any woman, even of the working class, و مارتین نیز همه‌ی این‌ها را از یاد برد هرچند در آن لحظه با سرگشتگی عجیبی به این نتیجه رسیده بود، mizan_test_en_fa should not have been flattered and delighted by having poetry written about her. که نباید شعر تملق آمیزی درباره‌ی زنی بسراید حتی اگر از طبقه‌ی کارگر باشد و موجب خوشحالی او شود، mizan_test_en_fa He says he won't have no wife of his with such things written about her which anybody can read He says it's a disgrace, an' he won't stand for it.; اصلا نمی‌تواند زنی داشته باشد که چنین چیزهایی درباره‌اش نوشته باشند و دیگران هم بتوانند بخوانند می‌گوید مایه‌ی بی‌آبرویی است و با این چیزها موافق نیست mizan_test_en_fa He saw before him an unhappy girl, در برابرش دختری ناشاد می‌دید، mizan_test_en_fa knew the futility of attempting to convince her husband or her, بیهودگی تلاش برای متقاعد کردن شوهر او یا خود او را می‌دانست، mizan_test_en_fa and, though the whole situation was absurd and preposterous, he resolved to surrender. و با آنکه کل این همه تهی و مهل بود تصمیم گرفت تسلیم نظر خواهرش شود، mizan_test_en_fa Marian and her husband would never know, ماریان و شوهرش هرگز خبردار نخواهند شد، mizan_test_en_fa and neither himself nor they nor the world would lose if the pretty, harmless poem ever were published. و اگر روزی این شعر زیبا و بی‌زبان چاپ شود نه خودش چیزی را از دست خواهد داد نه آن دو و نه هیچ‌یک از مردم جهان، mizan_test_en_fa He nodded his head, regarding her thoughtfully as she gathered the torn pieces of manuscript and tucked them into the pocket of her jacket ocular evidence of the success of her mission. مارتین با سر پاسخ داد و در همان حال متفکرانه به خواهرش می‌نگریست و او نیز تکه‌های دستنوشت مارتین را یکی‌یکی در آورده و مچاله کرد و توی جیب کتش گذاشت و این مدرک عینی موفقیتش در این مأموریت به شمار می‌رفت، mizan_test_en_fa She reminded him of Lizzie Connolly, ماریان لیزی کونولی را به ذهن مارتین تداعی کرد، mizan_test_en_fa though there was less of fire and gorgeous flaunting life in her than in that other girl of the working class whom he had seen twice. هرچند آتش و شکوه زندگی در خواهرش رنگ باخته‌تر از آن بود که او در دیدارش با لیزی کونولی در او دیده بود mizan_test_en_fa But they were on a par, the pair of them, in dress and carriage, اما هر دوی آن‌ها در یک ردیف بودند نه از لحاظ رفتار، mizan_test_en_fa and he smiled with inward amusement at the caprice of his fancy which suggested the appearance of either of them in Mrs. Morse's drawing room. و او با نوعی خوشی درونی به دمدمی مزاجی تخیل خویش که دیده شدن هر یک از آن دو را در اتاق پذیرایی خانم مورس تلقین می‌کرد خندید، mizan_test_en_fa ;Well, you tell that Hermann of yours to mind his own business; در این صورت به آن جناب هرمان بگو سرش را به کار دیگران فرو نکند، mizan_test_en_fa that when I write poetry about the girl he's keeping company with it's his business, but that outside of that he's got no say so. اینکه من شعری درباره‌ی دختری می‌سرایم که دوست اوست البته به او مربوط می‌شود اما خارج از آن حدود حق رأی ندارد، mizan_test_en_fa He mused over the incident after she had gone, پس از رفتن ماریان درباره‌ی این حادثه اندیشید، mizan_test_en_fa and once or twice broke out into laughter that was bitter as he saw his sister and her betrothed, all the members of his own class and the members of Ruth's class, و یکی دو بار نیز خنده‌ی تلخی سرداد هنگامی که خواهر و نامزد خواهرش تمام اعضای طبقه‌ی خودش و اعضای طبقه‌ی روت را دید، mizan_test_en_fa directing their narrow little lives by narrow little formulas که زندگی محدود و کوچک‌شان را بر طبق فرمول‌های محدود و کوچک پیش می‌برند mizan_test_en_fa herd creatures, flocking together and patterning their lives by one another's opinions, failing of being individuals and of really living life , موجودات سرسختی که در یک‌جا ازدحام کرده‌اند و الگوی زندگی خویش را موافق عقاید همدیگر می‌سازند و نمی‌توانند به صورت افرادی مستقل درآیند و به زندگی واقعی و زنده بپردازند، mizan_test_en_fa because of the childlike formulas by which they were enslaved. زیرا خود را اسیر یک مشت فرمول بچگانه کرده‌اند mizan_test_en_fa He summoned them before him in apparitional procession: در عالم خیال همه‌ی آن‌ها را به ترتیب احضار کرد، mizan_test_en_fa Bernard Higginbotham arm in arm with Mr. Butler, برنارد هیگینبوثام بازو در بازوی آقای باتلر، mizan_test_en_fa Hermann von Schmidt cheek by jowl with Charley Hapgood, هرمان فون اشمیت پهلو به پهلوی چارلی هپگود، mizan_test_en_fa and one by one and in pairs he judged them and dismissed them آنگاه تک‌تک و جفت‌جفت درباره‌شان قضاوت و سپس مرخص‌شان کرد قضاوتش mizan_test_en_fa judged them by the standards of intellect and morality he had learned from the books. بر معیارهای عقل و اخلاقی متکی بود که از کتاب‌ها فراگرفته بود، mizan_test_en_fa Martin watched him and saw the stiff rim, the square cut, double breasted coat and the swaggering shoulders, of the youthful hoodlum who had once been he. مارتین به او نگریست و متوجه کلاه لبه‌دار شق و رق و کت پت و پهن و شش دکمه و شانه‌های لاتی جوان شد که یک زمانی خود او بوده است، mizan_test_en_fa You fought and ruled the gang, not because you liked to, you know you really despised it, تو می‌جنگیدی و بر نوچه‌هایت حکومت می‌کردی نه اینکه خودت خواسته باشی می‌دانی که واقعا ارزشی به این کار قایل نبودی، mizan_test_en_fa but because the other fellows patted you on the shoulder. بلکه به این علت که بقیه‌ی بچه‌ها دستی بر پشت‌ات می‌کشیدند و به میدانت می‌فرستادند، mizan_test_en_fa you wouldn't give in partly because you were an abysmal brute and for the rest because you believed what every one about you believed, تسلیم نشدنت هم تا اندازه‌ای به این علت بود که تا آخرین ذره‌ی وجودت به یک جانور تبدیل شده بودی و تا اندازه‌ای هم به آن چیزهایی معتقد بودی که اطرافیانت معتقد بودند، mizan_test_en_fa that the measure of manhood was the carnivorous ferocity displayed in injuring and marring fellow creatures' anatomies. و معیار مردانگی را در نیروی آدمخوارگی و درندگی می‌دانستی تا آنجا که حاضر بودی همنوعان خودت را مجروح و مصدوم کنی، mizan_test_en_fa Why, you whelp, you even won other fellows' girls away from them, ببین چه توله‌ی درنده‌ای بودی! حتی دخترها را از دست بقیه‌ی پسرها قر می‌زدی، mizan_test_en_fa not because you wanted the girls, but because in the marrow of those about you, those who set your moral pace, was the instinct of the wild stallion and the bull seal. نه به این علت که دخترها را دوست داشتی بلکه به این علت که تا مغز استخوان اطرافیانت همان‌ها که الگوی اخلاقی تو بودند غریزه‌ی یک نریان وحشی و نره خوک آبی موج می‌زد، mizan_test_en_fa The stiff rim and the square cut vanished, being replaced by milder garments; جوانی که کلاه لبه‌دار شق و رق بر سر و کت پت و پهن بر تن داشت از نظرش محو شد جایش را جوانی با لباس‌های آراسته‌تر گرفت! mizan_test_en_fa the toughness went out of the face, the hardness out of the eyes; خیره سری از چهره‌اش و خشونت از چشمانش رخت بربست، mizan_test_en_fa and, the face, chastened and refined, was irradiated from an inner life of communion with beauty and knowledge. چهره‌ی آرام و مهذبش از رسیدن به وصال زیبایی و دانش زندگی و تابندگی درونی تازه‌ای گرفت، mizan_test_en_fa The apparition was very like his present self, and, as he regarded it, he noted the student lamp by which it was illuminated, and the book over which it pored. این تصویر بیشتر به زمان حال او می‌مانست و همچنان که بدان می‌نگریست متوجه چراغ مطالعه‌اش شد که به تصویرش روشنی می‌داد و سرش را روی کتابی خم کرده بود، mizan_test_en_fa On a beautiful fall day, a day of similar Indian summer to that which had seen their love declared the year before, در یکی از روزهای زیبای خزان روزی همچون آخرین روزهای آن پاییزی که سال گذشته شاهد برافتادن پرده از راز عشق‌شان بود، mizan_test_en_fa Martin read his ;Love cycle; to Ruth. مارتین شعر عشقنامه‌اش را برای روت خواند، mizan_test_en_fa Now and again she had interrupted his reading with exclamations of pleasure, روت بارها شعرخوانی مارتین را بریده و لب به ستایش گشوده بود، mizan_test_en_fa and now, as he laid the last sheet of manuscript with its fellows, he waited her judgment. و حالا همچنان‌که آخرین برگ دستنوشتش را در کنار برگ‌های دیگر می‌گذاشتند منتظر قضاوت روت بود، mizan_test_en_fa She delayed to speak, and at last she spoke haltingly, hesitating to frame in words the harshness of her thought. روت در حرف زدن درنگ می‌کرد و سرانجام بریده بریده سخن آغاز کرد و تردید داشت که ناگواری اندیشه‌اش را چگونه در قالب کلمات بگنجاند، mizan_test_en_fa Don't think me immodest in thus talking about our wedding, for really I have my heart, all that I am, at stake. اگر درباره‌ی عروسی این‌طور حرف می‌زنم فکر نکنی که دختر بی‌شرمی هستم چون واقعیت این است که قلب و تمام وجودم در گرو همین عروسی است، mizan_test_en_fa And it is a whirlwind life, the life of the moment, with neither past nor future, مثل این است که آدمی خودش را به‌دست گردباد سپرده باشد در لحظه زندگی می‌کند نه گذشته‌ای دارد نه آینده‌ای، mizan_test_en_fa and certainly without thought of any style but reportorial style, and that certainly is not literature. و مطمئنا به سبکی جز سبک روزنامه‌نگارانه نمی‌اندیشد که این هم دیگر از حوزه‌ی ادبیات خارج می‌شود، mizan_test_en_fa As it is, every storiette, every word of every storiette, was a violation of myself, of my self respect, of my respect for beauty. همچنان‌که می‌دانی نوشتن هر داستان کوتاه روزنامه‌ای و هر کلمه‌ی هر داستان کوتاه به حق خودم احترام شخصی‌ام و احترامم به زیبایی بود، mizan_test_en_fa She had read about it, studied about it, in the university in the course of earning her Bachelorship of Arts; روت در دانشگاه هنگامی که برای گرفتن درجه‌ی لیسانس ادبیات درس می‌خواند، mizan_test_en_fa but she was not original, not creative, and all manifestations of culture on her part were but harpings of the harpings of others. مطالب بسیار در این خصوص خوانده و مطالعه کرده بود اما خودش آدمی مبتکر و خلاق نبود و تمام تجلیات فرهنگ در وجودش تقلیدهایی از تقلیدهای دیگران بودند، mizan_test_en_fa The existence of anything is sufficient vindication of its fitness to exist to exist, وجود صرف هر چیز کافی‌ترین دلیل برای تناسبش به ادامه‌ی حیات توجه می‌کنی ادامه حیات، mizan_test_en_fa mark you, as the average person unconsciously believes, not merely in present conditions, but in all conditions. به اعتقاد هر شخصی ناآگاه متوسط نه فقط در شرایط کنونی بلکه در همه‌ی شرایط است، mizan_test_en_fa It is their ignorance, of course, that makes them believe such rot البته آنچه اینان را به پذیرفتن چنین لاطلایاتی وا می‌دارد جهل‌شان است mizan_test_en_fa their ignorance, which is nothing more nor less than the henidical mental process described by Weininger. جهل‌شان که چیزی نه بیشتر نه کمتر از آن روند خودکشی ذهنی توصیف شده در کتاب واینینگر ندارد، mizan_test_en_fa Don't think they prefer the drudgery of the desk and the slavery to their circulation and to the business manager to the joy of writing. خیال نکن آن‌ها جان کندن در پشت میز تحریر و کار برده‌وار برای بالا بردن تیراژ نشریه و اطاعت از مدیر امور اداری را بر لذت نویسندگی ترجیح می‌دهند، mizan_test_en_fa The editors, sub editors, associate editors, most of them, and the manuscript readers for the magazines and book publishers, most of them, سردبیران کمک سردبیران و سردبیران خارج از روزنامه‌ها بیشترشان نسخه‌خوان‌های مجلات و ناشران کتاب‌ها بیشترشان mizan_test_en_fa nearly all of them, are men who wanted to write and who have failed. تقریبا تمام‌شان کسانی هستند که روزی روزگاری می‌خواسته‌اند نویسندگی کنند و شکست خورده‌اند، mizan_test_en_fa And yet they, of all creatures under the sun the most unfit, are the very creatures who decide what shall and what shall not find its way into print they, و با این حال نامناسب‌ترین موجودات از میان تمام موجودات این عالم موجوداتی هستند که حق تصمیم‌گیری درباره‌ی انتشار یا عدم انتشار مطالب را به دست آورده‌اند، mizan_test_en_fa who have proved themselves not original, who have demonstrated that they lack the divine fire, sit in judgment upon originality and genius. نشان داده‌اند که ابتکار ندارند و خبری از آتش آسمانی در وجودشان نیست اما کار قضاوت درباره‌ی ابتکار و نبوغ به ایشان سپرده شده است، mizan_test_en_fa Don't tell me that they have not dreamed the dream and attempted to write poetry or fiction; for they have, and they have failed. خواهش می‌کنم دیگر به من نگو که آن‌ها رؤیای نویسندگی را به سر نداشته‌اند یا توان خویش را در شاعری نیازموده‌اند زیرا این کار را کرده‌اند و شکست خورده‌اند، mizan_test_en_fa ;But, Martin, if that be so, if all the doors are closed as you have shown so conclusively, اما مارتین اگر این‌طور باشد که تو می‌گویی اگر همه‌ی درها بسته باشند همچنان‌که با این قاطعیت نشان دادی، mizan_test_en_fa how is it possible that any of the great writers ever arrived?; چگونه است که این‌همه نویسنده‌ی بزرگ پدید می‌آیند از کجا می‌آیند؟ mizan_test_en_fa She frowned at his facetiousness a pretty, adorable frown that made him put his arm around her and kiss it away. روت بذله‌گویی مارتین را با اخم برگزار کرد اخمی زیبا و خوشایند که مارتین را مجبور کرد تا دست را بر گردنش بیندازد و صورتش را ببوسد، mizan_test_en_fa They are against you, you know; but I assured them over and over of my abiding love for you, می‌دانی آن‌ها با تو مخالفند اما من بارها و بارها از عشق پایدارم به تو حرف زدم و مطمئن‌شان کردم، mizan_test_en_fa and at last father agreed that if you wanted to, you could begin right away in his office. تا آنکه پدرم موافقت کرد که اگر خودت مایل باشی از همین امروز در دفترش به کار بپردازی، mizan_test_en_fa And then, of his own accord, he said he would pay you enough at the start so that we could get married and have a little cottage somewhere. و بعد از روی طیب خاطر گفت که در آغاز کار حقوق کافی به تو خواهد داد تا بتوانیم با هم ازدواج کنیم ودر گوشه‌ای کلبه‌ای برای خودمان درست کنیم، mizan_test_en_fa Martin, with the dull pain of despair at his heart, مارتین با درد مبهمی از نومیدی که در قلبش احساس می‌کرد، mizan_test_en_fa mechanically reaching for the tobacco and paper which he no longer carried to roll a cigarette, دستش را بی‌اختیار دراز کرد تا کاغذ سیگار و توتونش را درآورد که دیگر با خودش نمی‌برد و سیگار پیچید، mizan_test_en_fa muttered something inarticulate, and Ruth went on. چیزی گنگ به زبان آورد و روت به سخنش ادامه داد، mizan_test_en_fa ;Frankly, though, and don't let it hurt you I tell you, بیا صادقانه حرف بزنیم خودمانیم و از شنیدنش هم نرنج، mizan_test_en_fa to show you precisely how you stand with him می‌خواهم بهت بگویم که رابطه‌ی تو با او دقیقا چگونه است mizan_test_en_fa he doesn't like your radical views, and he thinks you are lazy. او از نظرات رادیکال تو خوشش نمی‌آید و گمان می‌کند تو آدم تنبلی هستی، mizan_test_en_fa The question was answered for him, and so oppressed was he by the grayness of life that he forgot the tentative proposition she had made for him to go to work. افکارت خیلی ناهماهنگی دارند مارتین پاسخش را گرفت و چنان فشار تیرگی زندگی را احساس کرد که پیشنهاد آزمایشی روت رای رفتن به دفتر کار پدرش را نیز از یاد برد، mizan_test_en_fa And she, having gone as far as she dared, was willing to wait the answer till she should bring the question up again. و روت که جسارت کرده و آن همه به پیش تاخته بود مایل بود به انتظار بنشینید و پاسخش را بگیرد و سپس مسأله را از نو مطرح کند، mizan_test_en_fa They are sent everywhere, to the heart of Africa, به همه جا فرستاده می‌شوند به قلب افریقا، mizan_test_en_fa like Stanley, or to interview the Pope, or to explore unknown Thibet.; مانند استانلی یا برای مصاحبه با پاپ یا به کشف و معرفی سرزمین ناشناخته‌ی تبت فرستاده می‌شوند mizan_test_en_fa ;I understand all that,; he broke in; مارتین حرفش را برید همه‌ی این‌ها را می‌فهمم، mizan_test_en_fa ;but what I want to know is whether or not you have lost faith in me?; اما آنچه می‌خواهم بدانم این است که آیا ایمانت را به من از دست داده‌ای یا نه؟ mizan_test_en_fa If I fall asleep early or late, I set the alarm accordingly; اگر دیر یا زود بخوابم ساعت را طوری تنظیم می‌کنم که سر سرساعت بیدارم کند، mizan_test_en_fa and this, and the putting out of the lamp, are my last conscious actions.; تنظیم زنگ ساعت و خاموش کردن چراغ آخرین کارهایی هستند که در حال هشیاری انجام می‌دهم، mizan_test_en_fa There are times when I am light headed from want of sleep, بعضی وقت‌ها از شدت نیاز به خواب سرم سبک می‌شود mizan_test_en_fa times when death, with its rest and sleep, is a positive lure to me, times when I am haunted by Longfellow's lines: مانند اوقاتی که مرگ با آن آرامش و خوبش همچون وسوسه‌ای مثبت به نظر می‌رسد همان اوقاتی که این شعر لانگفلو دایما در ذهنم تکرار می‌شود، mizan_test_en_fa I have a dream of laying my head on your breast and sleeping an aeon or so, در آرزوی اینم که روزی سرم را روی سینه‌ات بگذارم و به خوابی جاودانه فرو روم، mizan_test_en_fa and the dream will come true ere another year is gone.; و این آرزو بیش از آنکه سال دوم به پایان رسد تحقق خواهد یافت mizan_test_en_fa in the moment his will opposed hers most she felt herself most strongly drawn toward him. در لحظه‌ای که اراده‌ی او با شدت هرچه تمام‌تر به مخالفت با اراده‌ی روت برخاسته بود روت احساس کرد که شدیدتر از هر زمانی به سویش کشیده می‌شود، mizan_test_en_fa The strength that had always poured out from him to her was now flowering in his impassioned voice, قدرتی که همیشه از پیکر مارتین برخاسته و بر پیکر روت نشسته بود این‌بار توأم با صدای پر شور، mizan_test_en_fa his flashing eyes, and the vigor of life and intellect surging in him. و چشم‌های درخشانش و نیروی حیاتی و عقلی که در وجودش به جوش و خروش آمده بود شکوفاتر می‌شد، mizan_test_en_fa a rift through which she caught sight of the real Martin Eden, splendid and invincible; شکافی که از پسش توانست مارتین ایدن واقعی بزرگ و شکست‌ناپذیر را ببیند، mizan_test_en_fa and as animal trainers have their moments of doubt, so she, for the instant, seemed to doubt her power to tame this wild spirit of a man. و همچنان‌که مربیان جانوران در برخی لحظات دچار تردید می‌شوند روت نیز در آن لحظه احساس کرد که به قدرت خویش برای رام کردن این روح سرکشی آدم تردید پیدا کرده است، mizan_test_en_fa Make me do such things, make me like those other men, اگر مرا به انجام دادن چنین کارهایی واداری اگر مرا به چیزی شبیه آن مردان دیگر تبدیل کنی mizan_test_en_fa doing the work they do, breathing the air they breathe, developing the point of view they have developed, دست‌اندرکار همان کار می‌شوم از همان هوایی تنفس می‌کنم که آن‌ها تنفس می‌کنند دارای نظراتی می‌شوم که آن‌ها هم دارند، mizan_test_en_fa ;But you forget,; she interrupted, the quick surface of her mind glimpsing a parallel. روت که مغزش سریعا دست اندر کار مقایسه شده بود حرف او را برید و گفت آما مثل اینکه بعضی چیزها را از یاد می‌بری، mizan_test_en_fa Doubtless their wives loved them, and suffered with them and for them, not because of but in spite of their infatuation for perpetual motion.; تردیدی نیست که همسران این مخترعان دوستشان داشته‌اند در کنارشان و به خاطرشان مشکلات را تحمل می‌کردند نه به این دلیل که شیفته‌ی حرکت ابدی بودند بلکه مخالف آن هم بوده‌اند mizan_test_en_fa ;But there have been inventors who were not eccentric and who starved while they sought to invent practical things; اما مخترعانی هم بوده‌اند که خارق‌العاده نبوده‌اند و گرسنگی کشیده‌اند برای آنکه اشیایی مفید اختراع کنند، mizan_test_en_fa and sometimes, it is recorded, they succeeded. و گاهی چنان که ثبت است موفق هم شده‌اند mizan_test_en_fa Waiting on the corner for a car, she had seen him first, گرترود که سر چهارراه به انتظار اتوبوس ایستاده بود اول او را دید، mizan_test_en_fa and noted the eager, hungry lines of his face and the desperate, worried look of his eyes. و متوجه خطوط حریص و گرسنه‌ی چهره‌اش و نگاه نگران و مأیوسانه چشمانش شد، mizan_test_en_fa ;If you want some more, bring the suit,; had been the reply that sent Martin out of the stuffy little den, اگر بازم پول می‌خوای لباسو بیار این پاسخی بود که مارتین را از مغازه‌ی کوچولوی رهنی بیرون انداخت، mizan_test_en_fa so desperate at heart as to reflect it in his face and touch his sister to pity. و چنان دل شکسته‌اش کرد که در صورتش نیز بازتاب یافت و دلسوزی خواهرش را برانگیخت، mizan_test_en_fa Mrs. Higginbotham divined from the grip on her arm as he helped her on, that he was not going to follow her. مارتین برای آنکه به خانم هیگینبوثام کمک کند تا سوار اتوبوس شود بازویش را گرفت و بلند کرد و با این کار خواهرش متوجه شد که نمی‌خواهد همراهش بیاید، mizan_test_en_fa Martin glanced at her and verified her statement in her general slovenly appearance, in the unhealthy fat, in the drooping shoulders, مارتین به خواهرش نگریست طرز بیانش را در قیافه‌ی سرتاپا چرکش در چاقی ناسالمش در شانه‌های آویخته‌اش، mizan_test_en_fa the tired face with the sagging lines, and in the heavy fall of her feet, without elasticity در چهره‌ی خسته‌اش از خطوط فرو نشسته‌اش و حرکت سنگین پاهایش که هیچ کششی نداشتند mizan_test_en_fa Martin shook his head, but he had failed to keep back the wolfish, مارتین سرش را تکان داد اما نتوانست نگاه گرگانه، mizan_test_en_fa hungry look that leapt into his eyes at the suggestion of dinner. و حریصانه‌ای را که به‌محض دعوت شدن برای صرف شام به چشمانش راه یافته بود پنهان دارد، mizan_test_en_fa He saw them under the table on top of the heap of returned manuscripts for which he had no stamps, آن دو در بالاترین نقطه‌ی کپه‌ی دستنوشت‌های برگشتی دید چون تمبری برای پست کردنشان نداشت، mizan_test_en_fa and he saw their titles, just as he had typed them ;The High Priests of Mystery,; and ;The Cradle of Beauty. و عنوان‌هاشان را درست همان‌طور که خودش تایپ کرده بود دید کاهنان والای راز و گهواره‌ی زیبایی، mizan_test_en_fa Then the certitude of his ultimate success rose up in him, an able ally of hunger, در همان دم اطمینان به موفقیت نهایی همان که یار غار گرسنگی‌اش بود در وجودش جان گرفت، mizan_test_en_fa and with a quick movement he slipped the coin into his pocket. و سکه را با حرکتی تند توی جیبش انداخت، mizan_test_en_fa ;Because ; He faltered as the whole vast field of literature and the history of literature stirred in his brain and pointed the futility of his attempting to convey to her the reasons for his faith. چون زبانش لکنت پیدا کرد چون تمام عرصه‌ی پهناور ادبیات و تاریخ ادبیات در مغزش به حرکت درآمد و به او نشان داد که هر تلاشی برای انتقال دلایل ایمانش به موفقیت به خواهرش کاری عبث خواهد بود mizan_test_en_fa After Martin had helped her on the car, he hurried to the post office and invested three of the five dollars in stamps; مارتین پس از آنکه خواهرش را در سوار شدن به اتوبوس کمک کرد به اداره‌ی پست شتافت و سه دلار از پنج دلار را داد و تمبر خرید، mizan_test_en_fa later in the day, on the way to the Morse home, بعدا در همان روز وقتی به خانه‌ی آقای مورس می‌رفت، mizan_test_en_fa he stopped in at the post office to weigh a large number of long, bulky envelopes, سری به اداره‌ی پست زد و تعداد زیادی پاکت بلند و حجیم را وزن کرد، mizan_test_en_fa he affixed to them all the stamps save three of the two cent denomination. و تمام تمبرهایش را به استثنای سه تمبر دو سنتی روی آن‌ها چسباند، mizan_test_en_fa An hour later he decided that Brissenden was a boor as well, what of the way he prowled about from one room to another, یک ساعت بعد به این نتیجه رسید که بریسندن آدمی ساده و دهاتی است چون از یک اتاق به اتاق دیگر سر می‌کشد، mizan_test_en_fa staring at the pictures or poking his nose into books and magazines he picked up from the table or drew from the shelves. به تابلوهای روی دیوار خیره می‌شود یا سرش را توی کتاب‌ها و مجلاتی فرو می‌برد که از روی میزها یا قفسه‌ها برداشته است، mizan_test_en_fa Though a stranger in the house he finally isolated himself in the midst of the company, او با آنکه در این خانه غریبه بود بالاخره توانست خودش را از جمع کنار بکشد، mizan_test_en_fa huddling into a capacious Morris chair and reading steadily from a thin volume he had drawn from his pocket. روی صندلی بزرگ راحتی بنشیند و یکسره به خواندن کتاب کوچکی که از جیبش درآورده بود ادامه دهد، mizan_test_en_fa Martin noticed him no more that evening, آن روز غروب مارتین دیگر او را ندید، mizan_test_en_fa except once when he observed him chaffing with great apparent success with several of the young women. بجز موقعی که دید با حالت پیروزمندانه‌ی چشمگیری با چند تا از زن‌های جوان می‌گوید و می‌خندد، mizan_test_en_fa after he went to bed there was a volume of Weismann waiting for him, پس از دراز کشیدن روی تختخواب نیز کتابی از وایزمن به نوبت ایستاده بود که خوانده شود، mizan_test_en_fa to say nothing of Herbert Spencer's Autobiography, which was as replete for him with romance as any thrilling novel. و زندگینامه‌ی هربرت اسپنسر هم پس از این کتاب بود که برای مارتین به اندازه‌ی هر داستان پرحادثه سرشار از ماجراهای جالب بود، mizan_test_en_fa And yet, it was not so much the man nor the drink as was it what was associated with the drink آنچه که در کنار مشروب برایش تداعی می‌شد نه خود آن مرد بود نه هر نوشیدنی دیگر mizan_test_en_fa the bright lights, the mirrors and dazzling array of glasses, the warm and glowing faces and the resonant hum of the voices of men. بلکه چراغ‌های پر نور آینه‌ها و ردیف گیج‌کننده‌ی گیلاس‌ها چهره‌های داغ و سوزان و همهمه‌ی پرطنین صداهای مردان بود، mizan_test_en_fa He was lonely, that was what was the matter with him; او تنها بود مشکلش همین بود، mizan_test_en_fa that was why he had snapped at the invitation as a bonita strikes at a white rag on a hook. به همین علت دعوت آن مرد را همان‌طور که ماهی خال سیاه تکه پارچه‌ی سفید سر قلاب را می‌بلعد حریصانه پذیرفت، mizan_test_en_fa Not since with Joe, at Shelly Hot Springs, with the one exception of the wine he took with the Portuguese grocer, had Martin had a drink at a public bar. مارتین به استثنای آن دفعه که در چشمه‌های آب گرم شلی با جو ویسکی خورد و یک بار دیگر که از شراب بقال پرتغالی جرعه‌ای سرکشید تا این روز در هیچ مکان عمومی مشروب نخورهده بود، mizan_test_en_fa Mental exhaustion did not produce a craving for liquor such as physical exhaustion did, and he had felt no need for it. خستگی ذهنی به اندازه خستگی جسمی اشتیاق به مشروب را در او بیدار نمی‌کرد و تا آن روز احتیاجی به مشروب در وجودش احساس نکرده بود، mizan_test_en_fa But just now he felt desire for the drink, or, rather, for the atmosphere wherein drinks were dispensed and disposed of. اما در این لحظه اشتیاق به مشروب یا به بیان بهتر اشتیاق به حضور ر محیطی که مشروب می‌فروختند و می‌نوشیدند در وجودش زبانه می‌کشید، mizan_test_en_fa Martin, who was extremely strong headed, marvelled at the other's capacity for liquor, مارتین که خود نیروی مقاومت عجیبی در برابر مشروب داشت از ظرفیت بریسندن در مشروب‌خوری به شگفت افتاده بود، mizan_test_en_fa and ever and anon broke off to marvel at the other's conversation. و هرچند دقیقه یک‌بار با شنیدن صحبت‌های او اظهار تعجب می‌کرد، mizan_test_en_fa But he noted that Brissenden had what Professor Caldwell lacked اما در وجود بریسندن چیزی را دید که در پروفسور کالدول ندیده بود، mizan_test_en_fa namely, fire, the flashing insight and perception, the flaming uncontrol of genius. یعنی حرارت و تحرک ژرف‌نگری و ادراک درخشان و نبوغ مهارناپذیر و سوزان، mizan_test_en_fa or again, pursing caressingly about the inchoate sound they articulated, the thin lips shaped soft and velvety things, یا باز وقتی نوازشگرانه به دور صورت نامشخصی غنچه می‌شدند و آن را به صوتی مشخص تبدیل می‌کردند همچون دو حاشیه‌ی نرم و مخملین می‌نمودند، mizan_test_en_fa mellow phrases of glow and glory, of haunting beauty, reverberant of the mystery and inscrutableness of life; که عبارات پرمایه‌ی آمیخته با درخشندگی و سوزندگی و زیبایی مکرر و سرشار از رمز و راز زندگی از میان‌شان پر می‌گشودند، mizan_test_en_fa the thin lips were like a bugle, from which rang the crash and tumult of cosmic strife, phrases that sounded clear as silver, با لب‌های نازکش همچون شیپوری بودند که صدای برخوردها و همهمه‌های آسمانی را به گوش می‌رساندند و عباراتی چنان نقره‌گون ادا می‌کردند، mizan_test_en_fa that were luminous as starry spaces, that epitomized the final word of science and yet said something more که گویی بسان پهنه‌های پر ستاره‌ی آسمان می‌درخشند و چکیده‌ی آخرین کلام را اعلام می‌کنند نه کاری بیش از این می‌کردند mizan_test_en_fa the poet's word, the transcendental truth, elusive and without words which could express, سخنانش کلام شاعر بودند یعنی حکم حقیقت متعال را داشتند طفره می‌زد و فاقد واژه‌های لازم برای بیان آن بود، mizan_test_en_fa and which none the less found expression in the subtle and all but ungraspable connotations of common words. اما باز در اشارات و کنایات خارج از قوه‌ی فهم عادی که با واژه‌های معمولی می‌ساخت صورت بیان پیدا می‌کردند، mizan_test_en_fa He, by some wonder of vision, saw beyond the farthest outpost of empiricism, where was no language for narration, مارتین که دستخوش شگفتی‌های منظره‌بینی درونی خویش شده بود آن سوی آخرین برج دیدبانی تجربه‌گرایی را دید که در آن زبانی برای روایت وجود نداشت، mizan_test_en_fa and yet, by some golden miracle of speech, investing known words with unknown significances, اما او به کمک معجزه‌ی طلایی گفتارش که معنی‌های ناآشنا به واژه‌های آشنا می‌داد، mizan_test_en_fa he conveyed to Martin's consciousness messages that were incommunicable to ordinary souls. پیام‌هایی را به ضمیر آگاه مارتین می‌فرستاد که قابل مخابره به ذهن‌های عادی نبودند، mizan_test_en_fa And while Martin told him, he was busy studying Brissenden, ranging from a long, lean, aristocratic face and drooping shoulders to the overcoat on a neighboring chair, و مارتین در حالی که پاسخ بریسندن را می‌داد سراپای او را از صورت دراز و لاغر و اشرافی و شانه‌های آویخته‌اش گرفته تا بارانیش روی صندلی پهلویی، mizan_test_en_fa its pockets sagged and bulged by the freightage of many books. با جیب‌های پر و برآمده‌اش در اثر چپاندن چندین کتاب در آن‌ها مطالعه می‌کرد، mizan_test_en_fa They were neither large nor small, while their color was a nondescript brown; در ریزی یا درشتی چشمانش چیز قابل توجهی نبود نه بزرگ بودند و نه کوچک رنگی میشی توصیف‌ناپذیری داشتند، mizan_test_en_fa but in them smouldered a fire, or, rather, lurked an expression dual and strangely contradictory. اما در همین چشم‌ها آتشی بی‌دود می‌سوخت یا به بیان بهتر سختی دو پهلو و سخت متناقض به کمین نشسته بود، mizan_test_en_fa Defiant, indomitable, even harsh to excess, they at the same time aroused pity. چشمانش گرچه جسور رام نشدنی و حتی شدیدا خشن بودند اما در همان حال ترحم آدمی را بر می‌انگیختند، mizan_test_en_fa The eyes had narrowed till they were eagle like, چشمانش را به‌قدری باریک کرد تا به تاریکی چشمان عقاب رسیدند، mizan_test_en_fa and Martin almost caught his breath as he noted the eagle beak with its dilated nostrils, defiant, assertive, aggressive. و مارتین وقتی منقار عقاب را با منخرین گشاد جسور سلطه‌جو و پرخاشگرش در برابر خودش دید، mizan_test_en_fa ;On the contrary ; Brissenden paused and ran an insolent eye over Martin's objective poverty, برعکس بریسند لحظه‌ای درنگ کرد و نگاه مغرورانه‌ای بر فقر عیان مارتین انداخت، mizan_test_en_fa passing from the well worn tie and the saw edged collar to the shiny sleeves of the coat and on to the slight fray of one cuff, winding up and dwelling upon Martin's sunken cheeks. از دستمال گردن نخ‌نما لبه اره‌یی‌اش شروع کرد و از آستین‌های براق کت و ساییدگی مختصر یکی از سرآستین‌هایش برگشت و به گونه‌های فرورفته‌اش خیره شد mizan_test_en_fa ; Brissenden exclaimed, imitating the spieler of a locally famous snake eater, بریسندن در حالی‌که ادای شاگرد یک مغازه‌ی صاحب مرغ مارخوار در همان حوالی را در می‌آورد با تعجب گفت، mizan_test_en_fa ;Bosco! He eats 'em alive! Eats 'em alive! بوسکو! زنده‌زنده می‌خوردشان! زنده‌زنده می‌خوردشان! mizan_test_en_fa ;I could certainly eat you alive,; Martin said, in turn running insolent eyes over the other's disease ravaged frame. در جواب مارتین ضمن آنکه چشمانش را بر استخوان‌بندی بیماری زده‌ی برینسدن دوخته بود گفت حتم داشته باش که تو را هم می‌توانم زنده زنده بخورم mizan_test_en_fa You see, I laugh at the conventional little moralities of the herd; ببین من به اخلاقیات پیش‌پا افتاده و سنتی عامه‌ی مردم می‌خندم! mizan_test_en_fa then you drift by, say a sharp, true word, and immediately I am the slave of the same little moralities.; اما تو از آن استفاده می‌کنی و یک کلمه‌ی تند و درست را به زبان می‌آوری و من بی‌درنگ اسیر همان اخلاقیات کوچک می‌شوم mizan_test_en_fa ;I'll go you,; Martin answered, attempting to pay for the current Scotch and soda with the last change from his two dollars and seeing the waiter bullied by Brissenden into putting that change back on the table. مارتین پاسخ داد همراهیت می‌کنم آنگاه دست اندرکار شد تا با خرده پول‌هایی که از دو دلارش مانده بود پول اسکاچ و سودا را بدهد پیشخدمت را دید که از تشر بریسندن ترسید و پول خرد را دوباره روی میز ریخت mizan_test_en_fa ;No, no, not at all,; Martin answered, shaking hands and waving him to the solitary chair, himself taking to the bed. مارتین در حالی که با او دست می‌داد و اشاره می‌کرد که روی تنها صندلی گوشه‌ی اتاق بنشیند خودش روی تختخواب نشست و گفت نه نه اصلا mizan_test_en_fa Martin watched his long figure go down the outside steps, and, on turning to close the gate, noted with a pang the shoulders, which had once been broad, drawn in now over, the collapsed ruin of the chest. مارتین به قامت بلند او می‌نگریست که از پله‌های بیرونی پایین می‌رفت و به محض آنکه برگشت در را ببندد متوجه شانه‌های او شد که یک زمانی پت و پهن بودند که بر ویرانه‌ی سینه‌اش سنگینی می‌کنند آنگها دردی سخت در وجودش تیر کشید mizan_test_en_fa ;I wonder what a book like that will earn Marlow? راستش می‌خواهم بدانم یک همچو کتابی برای مارلو چقدر درآمد دارد؟ mizan_test_en_fa ; he went on, holding up the volume in question. در حالی که کتاب شعر را در دستش گرفته و بلند کرده بود ادامه داد، mizan_test_en_fa ;Though he's lucky if he pulls even on it, or if he can inveigle a publisher to risk bringing it out.; البته اگر بتواند این رقم را با زور از طرف بگیرد یا سر ناشری را کلاه بگذارد و خطر چاپ همچون اثری را بر گردنش بگذارد باید گفت که خوشبخت است mizan_test_en_fa ;Yes, I know the spawn complacently pecking at him for his Father Damien letter, analyzing him, weighing him ; تندی گفت غول‌ها و درنده‌ها! بله من‌هم یکی از نوادگان‌شان را می‌شناسم با خوش‌رویی به دلیل نامه‌ی پدر دمین از او عیبجویی می‌کند تحلیلش می‌کند و سبک و سنگین می‌کند mizan_test_en_fa ;Yes, that's it, a good phrase, mouthing and besliming the True, and Beautiful, and Good, and finally patting him on the back and saying, 'Good dog, Fido. بله درست گفتی چه عبارت خوبی عنصر حقیقی زیبا و نیک را فصیحانه ادا می‌کنند و لجنش را می‌شویند و سرانجام دستی بر پشتش می‌نوازند و می‌گویند سگ مهربان فیدو mizan_test_en_fa So Martin unearthed a carbon copy of ;Star dust,; and during the reading of it Brissenden chuckled, rubbed his hands, and forgot to sip his toddy. بدین ترتیب مارتین نسخه‌ی دوم مقاله‌ی غبار ستارگان را از زیر کپه‌ی نوشته‌هایش بیرون کشید و در ضمن خواندن آن بریسندن با دهان بسته می‌خندید دست‌هایش را به هم می‌سایید و یادش رفته بود که مشروبش را سر بکشد mizan_test_en_fa ;Strikes me you're a bit of star dust yourself, flung into a world of cowled gnomes who cannot see,; was his comment at the end of it. پس از آنکه خواندن مقاله پایان یافت بریسندن اظهار نظر کرد به نظرم این‌طور می‌رسد که تو خودت نیز غبار ستاره‌ای هستی که در دنیای کوتوله‌های نابینای زیرزمینی گیر افتاده باشد mizan_test_en_fa What in hell's success if it isn't right there in your Stevenson sonnet, which outranks Henley's 'Apparition,' in that 'Love cycle,' in those sea poems? اگر موفقیت را از این غزل استیونسن که خیلی برتر از شعر خیال هنلی است یا از عشقنامه و شعرهای دریایی‌ات نتوانی به دست بیاوری دیگر به چه درد می‌خورد؟ mizan_test_en_fa There's not one of them who is not degrading, man and woman, all of them animated stomachs guided by the high intellectual and artistic impulses of clams ; حتی یکی از آن‌ها را سراغ ندارم که تنزل شخصیت نیافته باشند اعم از زن و مرد همگی شکمبارگانی هستند که انگیزه‌های فکری و هنری طوایف بدوی را راهنمای خویش قرار داده‌اند mizan_test_en_fa Oh, you will grow tired of them, too, of all the female things, if you are unlucky enough to live. اوه تو نیز از آن‌ها بیزار و دلزده خواهی شد از همه‌ی موجودات مؤنث اگر آن‌قدر بخت‌برگشته باشی که زود چشم از جهان فرو نبندی mizan_test_en_fa You won't go back to your ships and sea; therefore, you'll hang around these pest holes of cities until your bones are rotten, and then you'll die.; دوباره به عرضه‌ی کشتی‌ها و پهنه‌ی دریاها بازنخواهی گشت به‌همین علت گرداگرد این سوراخ‌های طاعونیان شهر پرسه خواهی زدو تا استخوان‌هایت بپوسند آنگاه در کام مرگ فروخواهی رفت mizan_test_en_fa ;After all, you have but the wisdom of your temperament, and the wisdom of my temperament is just as unimpeachable as yours.; اما نمی‌توانی مرا به نطق مشابهی وا داری هر طور باشد خلق و خوی حکمت خاصی دارد و خلق و خوی من نیز حکمت خاصی دارد که تردیدی در درستی‌اش ندارم mizan_test_en_fa They disagreed about love, and the magazines, and many things, but they liked each other, and on Martin's part it was no less than a profound liking. آن‌ها درباره‌ی عشق مجلات و بسیاری چیزهای دیگر اختلاف‌نظر داشتند اما از یکدیگر خوششان می‌آمد خصوصا مارتین علاقه‌ای شدید به او پیدا کرده بود mizan_test_en_fa Brissenden never arrived without his quart of whiskey, and when they dined together down town, he drank Scotch and soda throughout the meal. بریسندن هیچ‌وقت بی‌ویسکی به سراغ مارتین نمی‌آمد و وقتی شام‌شان را در یکی از رستوران‌های شهر می‌خوردن او برای خودش اسکاچ سفارش می‌داد و در طول غذا جرعه جرعه سر می‌کشید mizan_test_en_fa He invariably paid the way for both, and it was through him that Martin learned the refinements of food, drank his first champagne, and made acquaintance with Rhenish wines. همیشه پول هر دو نفر را می‌دادند و از طریق همین نشست و برخاست‌ها بود که مارتین با غذاهای لذیذ آشنا شد نخستین بار در عمرش شامپاین نوشید و شراب راین را مزه‌مزه کرد mizan_test_en_fa He was unafraid to die, bitter and cynical of all the ways of living; and yet, dying, he loved life, to the last atom of it. از مرگ نمی‌هراسید با نگاهی تلخ و سگانه به همه‌ی شکل‌های زندگی می‌نگریست و در همان حال ضمن مرگ زندگی را تا آخرین اتمش دوست داشت mizan_test_en_fa He was possessed by a madness to live, to thrill, ;to squirm my little space in the cosmic dust whence I came,; as he phrased it once himself. شور زنده مانده به ارتعاش درآمدن یا به عبارت خودش لولیدن در فضای اندکی که این غبار کیهانی از بدو تولدش اشغال کرده است او را دیوانه کرده بود mizan_test_en_fa As he told Martin, he had once gone three days without water, had done so voluntarily, in order to experience the exquisite delight of such a thirst assuaged. همچنان‌که به مارتین گفته بود یک بار سه روز پیاپی حتی یک قطره آب نخورده بود و این کار را عمدا کرده بود تا لذت عالی فروخواباندن چنین عطشی را بچشد mizan_test_en_fa He told her that he would come, after all; that he would go over to San Francisco, to the Transcontinental office, سرانجام به روت قول داد که خواهد آمد اول به دفتر مجله‌ی ترانس کانتیننتال در سانفرانسیسکو، mizan_test_en_fa collect the five dollars due him, and with it redeem his suit of clothes. تا پنج دلار طلبش را بگیرد و سپس برمی‌گردد و کت و شلوارش را از گرو درمی‌آورد mizan_test_en_fa The ten cents carried Martin across the ferry to San Francisco, مارتین ده سنت را کرایه‌ی قایق داد و به سانفرانسیسکو رسید، mizan_test_en_fa and as he walked up Market Street he speculated upon his predicament in case he failed to collect the money. و همچنان که از خیابان بازار می‌گذشت به این می‌اندیشید که اگر نتواند پولش را بگیرد چه حالی خواهد داشت mizan_test_en_fa The door to the Transcontinental office was ajar, در ورودی مجله‌ی ترانس کانتیننتال نیم باز بود، mizan_test_en_fa and Martin, in the act of opening it, was brought to a sudden pause by a loud voice from within, which exclaimed: و مارتین ضمن آنکه سرگرم باز کردن آن بود ناگهان در اثر شنیدن صدای بلندی که از داخل ساختمان می‌آید درنگ کرد صدا گفت، mizan_test_en_fa ;But that is not the question, Mr. Ford. اما مسأله این نیست آقای فورد mizan_test_en_fa The door jerked open, and the man flung past Martin, with an angry countenance and went down the corridor, muttering curses and clenching his fists. در غژغژکنان باز شد و آن مرد با چهره‌ای خشمگین از کنار مارتین گذشت و در حالی که فحش می‌داد و مشت‌هایش را بر هم می‌کوبید به سوی دیگر راهرو رفت، mizan_test_en_fa Cards evidently were not necessary in that office, for the boy carried word to an inner room that there was a man who wanted to see Mr. Ford. در این اداره ظاهرا نیازی به برگه‌ی مخصوص نبود چون پیشخدمت به یکی از اتاق‌های داخلی خبر داد که شخصی آمده است و می‌خواهد آقای فورد را ببیند، mizan_test_en_fa But this was his first editor, and under the circumstances he did not desire to scare him too abruptly. اما این نخستین سردبیری بود که مارتین به نزدش آمده بود و با توجه به اوضاع و احوال نمی‌خواست خیلی زود او را از خودش برماند، mizan_test_en_fa Here he held Martin off at arm's length and ran his beaming eyes over Martin's second best suit, which was also his worst suit, and which was ragged and past repair, در این لحظه بازوی مارتین را گرفت و چشمان جستجوگرش را بر دومین دست لباس مارتین که بدترین لباس و کهنه‌ترین و پر وصله‌ترین لباس او نیز بود برگرداند، mizan_test_en_fa though the trousers showed the careful crease he had put in with Maria's flat irons. اما خطی که مارتین با اتوی ماریا به شلوارش انداخته بود حسابی جلب توجه می‌کرد، mizan_test_en_fa Still talking, Mr. Ford led him into the general office, where he introduced him to the associate editor, Mr. White, a slender, frail little man whose hand seemed strangely cold, آفای فورد که همچنان صحبت می‌کرد مارتین ایدن را تا دفتر کل همراهی و در آنجا او را به کمک سردبیر که مردی کوتاه قامت باریک و شکننده بود و از دستش سرمای غریبی احساس می‌شد، mizan_test_en_fa as if he were suffering from a chill, and whose whiskers were sparse and silky. و گویی به بیماری سرمازدگی مبتلا شده و ریش‌های کرک مانندش تک و توک درآمده بودند معرفی کرد mizan_test_en_fa Martin found himself shaking hands with a cranky eyed, bald headed man, مارتین متوجه شد که دارد با مردی سست چشم و کله طاس دست می‌دهد، mizan_test_en_fa whose face looked youthful enough from what little could be seen of it, for most of it was covered by a snow white beard, carefully trimmed که صورتش از همان مقدار کمی که دیده می‌شد به‌غایت جوان می‌نمود زیرا بیشتر سطحس را ریشی به سفیدی برف و خوب اصلاح شده mizan_test_en_fa The three men surrounded Martin, all talking admiringly and at once, until it seemed to him that they were talking against time for a wager. سه مرد به گرد مارتین حلقه زده بودند و همگی ستایشگرانه از او حرف می‌زدند تا آنکه مارتین فهمید با استفاده از فرصتی که به‌دست آوره بودن تندتند برای شرطی که بسته بوده‌اند حرف می‌زنند، mizan_test_en_fa They sang his praises, told him what they had thought of his story at first sight, what آن‌ها بی‌وقفه می‌ستودندش می‌گفتند در وهله‌ی اول چه نظری درباره‌ی داستانش داشتند، mizan_test_en_fa they subsequently thought, what their wives and families thought; بعدا چه نظری پیدا کردند همسرها و اقوام‌شان چه نظری داشتند، mizan_test_en_fa but not one hint did they breathe of intention to pay him for it. اما اشاره‌ای به اینکه قصد پرداخت پولی به او دارند از کسی دیده یا شنیده نشد، mizan_test_en_fa I was coming west from New York, and when the train stopped at Ogden, the train boy on the new run brought aboard the current number of the Transcontinental.; داشتم از نیویورک به‌سوی غرب می‌آمدم وقتی قطار در آگدن متوقف شد پیشخدمت جدید شماره اخیر مجله‌ی ترانس کانتیننتال را آورد توی واگن mizan_test_en_fa The wrong done him by the Transcontinental loomed colossal, for strong upon him were all the dreary months of vain yearning, of hunger and privation, خطایی که مجله‌ی ترانس کانتیننتال در حقش مرتکب شده بود در نظرش بسیار بزرگ می‌نمود زیرا فشار ماه‌ها آرزوی بیهوده گرسنگی و فقر و وضع کنونی‌اش به قدری شدید بود، mizan_test_en_fa and his present hunger awoke and gnawed at him, reminding him that he had eaten nothing since the day before, and little enough then. که ناگهان بیدار شد و ذره‌ذره به جویدن وجودش پرداخت و به یادش آورد که از دیروز تاکنون چیزی نخورده است اگر هم خورده باشد چیز قابلی نبوده است، mizan_test_en_fa Mr. Ford started anew to tell how he had first read ; آقای فورد از نو شرح داد که داستان طنین ناقوس‌ها را نخستین‌بار چگونه خوانده، mizan_test_en_fa The Ring of Bells,; and Mr. Ends at the same time was striving to repeat his niece's appreciation of ;The Ring of Bells,; said niece being a school teacher in Alameda. و در همان حال آقای اندز می‌کوشید ستایشی را که خواهرزاده‌اش از داستان طنین ناقوس‌ها به عمل آورده بود و خودش از معلمان آلامد است تکرار کند، mizan_test_en_fa Mr. Ford, with an expression on his mobile features of mediate and happy acquiescence, آقای فورد با حالتی که خطوط متحرک صورتش به نشانه‌ی خوشحالی و عدم مخالفت فوری به خود گرفتند، mizan_test_en_fa started to reach for his pocket, then turned suddenly to Mr. Ends, and said that he had left his money home. دستش را توی جیبش برد سپس ناگهان رو کرد به آقای اندز و گفت که پولش در خانه جا مانده است، mizan_test_en_fa That Mr. Ends resented this, was patent; and Martin saw the twitch of his arm as if to protect his trousers pocket. نفرت آقای اندز از این کار فورد علنی بود و مارتین کشش ناگهانی بازوی او را دید که گویی برای محافظت از جیب شلوارش به حرکت درآمده بود، mizan_test_en_fa It was careless of me to be so short; but the bill was not yet due, and the printer's request, as a favor, to make an immediate advance, was quite unexpected.; تقصیر این کوتاهی به گردن من است اما موعد حساب او نیز نرسیده بود و تقاضای مسئول چاپ برای دادن مساعده‌ی فوری برایم غیر منتظره بود mizan_test_en_fa He had come into the Transcontinental to learn magazine literature, instead of which he had principally learned finance. او به مجله‌ی ترانس کانتیننتال آمده بود تا با ادبیات مجله‌ای آشنا شود اما به جای آن با امور مالی سر و کار پیدا کرده بود، mizan_test_en_fa ;The unfortunate circumstances if you had chanced here any other day,; Mr. Ford began suavely, آقای فورد مؤدبانه آغاز سخن کرد این را می‌گویند بدبیاری اگر هر روز دیگری فرصت می‌کردید و سری می‌زدید، mizan_test_en_fa only to be interrupted by Mr. Ends, whose cranky eyes justified themselves in his shortness of temper. اما آقای اندز که چشمان سست‌اش کج خلقی‌اش را توجیه می‌کردند حرفش را برید، mizan_test_en_fa He had felt his pulse quicken a trifle at the business manager's brusqueness, and upon him he kept an alert eye, مارتین احساس کرد که نبضش در اثر لحن ناخوشایند مدیر امور اداری تندتر می‌زند و چشمانش را هشیارانه به او دوخته بود، mizan_test_en_fa for it was in that gentleman's trousers pocket that he divined the Transcontinental's ready cash was reposing. چون پیش‌بینی می‌کرد که مبلغ تنخواه گردان مجله‌ی ترانس کانتیننتال در جیب شلوار ایشان آرمیده است، mizan_test_en_fa At the same instant Martin sprang for him, clutching him by the throat with one hand in such fashion that Mr. Ends' snow white beard, در همان دم مارتین به رویش جهید و با یک دستش چنان گردن او را گرفت که ریش سفید برفی آقای اندز، mizan_test_en_fa still maintaining its immaculate trimness, pointed ceilingward at an angle of forty five degrees. که همچنان آراستگی یکدست‌اش را حفظ کرده بود با زاویه چهل و پنج درجه رو به سقف قرار گرفت، mizan_test_en_fa Martin was elated so elated that when he recollected that The Hornet owed him fifteen dollars for ;The Peri and the Pearl,; he decided forthwith to go and collect it. مارتین حسابی باد کرده بود چنان باد کرده بود که وقتی یادش آمد مجله‌ی هورنت پانزده دلار بابت چاپ شعر پری و مروارید به او بدهکار است تصمیم گرفت بی‌درنگ به آنجا برود و طلبش را بگیرد، mizan_test_en_fa But The Hornet was run by a set of clean shaven, strapping young men, frank buccaneers who robbed everything and everybody, not excepting one another. اما مجله‌ی هورنت را عده‌ای جوان تنومند و تمیز و بی‌ریش و دزدان روز روشن اداره می‌کردند که از همه کس و همه چیز حتی از یک‌دیگر می‌زدیدند، mizan_test_en_fa After some breakage of the office furniture, the editor an ex college athlete , پس از شکست چندتا از مبل‌های دفتر مجله سردبیر که سابقا قهرمان ورزشی دانشگاه بود، mizan_test_en_fa ably assisted by the business manager, an advertising agent, and the porter, succeeded in removing Martin from the office, با کمک مدیر تنومند امور اداری مدیر بخش آگهی و یک گزارشگر توانستند مارتین را از دفتر بیرون کنند، mizan_test_en_fa and in accelerating, by initial impulse, his descent of the first flight of stairs. و با هل محکمی او را از نخستین ردیف پله‌ها به پایین بفرستند، mizan_test_en_fa ;I hope your neck doesn't stiffen up,; the editor wished solicitously: ;What do you say we all go out and have a drink on it not the neck, of course, but the little rough house?; سردبیر با دلواپسی گفت امیداورم گردنت یبکبری خشک نشود موافقی همگی برومی جایی و سر همین شرط ببنیدم و مشروبی بخوریم؟ البته نه سر گردن بلکه سر این دعوای کوچولو که داشتیم mizan_test_en_fa And robbers and robbed drank together, amicably agreeing that the battle was to the strong, و بدین‌سان چاپندگان و چاپیده در کنار هم نشستند مشروب سر کشیدند و دوستانه به این نتیجه رسیدند که در این نبرد طرف قوی را برنده اعلام کنند، mizan_test_en_fa and that the fifteen dollars for, ;The Peri and the Pearl; belonged by right to The Hornet's editorial staff. و پانزده دلار حق‌الزحمه‌ی پری و مروارید قانونا به کارکنان مجله‌ی هورنت تعلق گرفت mizan_test_en_fa She had come to make certain whether or not he would be at their table for Thanksgiving dinner; او آمده بود تا خبر قطعی درباره‌ی حضور یا عدم حضور مارتین در شام سالروز سپاسگزاری را از او بگیرد، mizan_test_en_fa but before she could broach the subject Martin plunged into the one with which he was full. اما پیش از آنکه او سر صحبت را در این خصوص باز کند مارتین به مسأله‌ای پرداخت که تمام فکرش را به خود مشغول کرده بود، mizan_test_en_fa ;Here, let me read you this,; he cried, separating the carbon copies and running the pages of manuscript into shape. در حالی‌که نسخه‌های دوم دستنوشت را از اصلش جدا و همه را مرتب می‌کرد با صدای بلند گفت گوش کن می‌خواهم این یکی را برایت بخوانم! mizan_test_en_fa It is so altogether different that am almost afraid of it, and yet I've a sneaking idea it is good. بر روی هم چنان با آن کارهایم فرق دارد که تقریبا خودم نیز از دانستنش نگران می‌شوم با این حال دزدانه در این اندیشه‌ام که کار خوبی انجام داده‌ام mizan_test_en_fa She listened closely while he read, and though he from time to time had seen only disapprobation in her face, at the close he asked: در حالی‌که مارتین نوشته‌اش را می‌خواند روت سراپا گوش بود و با آنکه مارتین هر چند لحظه یک‌بار متوجه حالت عدم تأیید در چهره‌ی او شده بود در پایان پرسید، mizan_test_en_fa And a strange sight it was, this tiny dark haired person sitting there with her feet nowhere near touching the floor, چه منظره‌ی عجیبی، آدم کوچولوی موسیاهی که روی صندلی نشسته و با اینکه هنوز پاهایش به زمین نمی‌رسد، mizan_test_en_fa totally absorbed in the wonderful adventures of Pip and old Miss Havisham and her cobwebbed house غرق در مطالعه ماجراهای پیپ و خانم هویشام و خانه‌ی تار عنکبوت بسته‌اش شده بود mizan_test_en_fa Mrs Phelps always felt sad when the time came for her to cross the floor and say, ;It's ten to five, Matilda.; خانم فلپس همیشه موقعی که مجبور می‌شد به آن طرف اتاق برود و به او بگوید که ده دقیقه بیشتر به ساعت پنج نمانده، غصه‌اش می‌گرفت. mizan_test_en_fa Tess of the D'Urbervilles by Thomas Hardy تس دور بروویل تامس هاردی mizan_test_en_fa The Invisible Man by H. مرد نامریی اچ. mizan_test_en_fa G. Wells جی. ولز mizan_test_en_fa The Sound and the Fury by William Faulkner خشم و هیاهو ویلی‌ام فالکنر mizan_test_en_fa The Good Companions by J. همقطارهای تمام عیار جی. mizan_test_en_fa B. Priestley ب. پریستلی mizan_test_en_fa Almost anyone else witnessing the achievements of this small child would have been tempted to make a great fuss and shout the news all over the village and beyond, but not so Mrs Phelps. هرکس دیگری به جای خانم فلپس اگر پیشرفت این کودک را از نزدیک دیده بود، با بوق و کرنا همه‌ی شهر را خبردار می‌کرد، اما خانم فلپس چنین کاری نکرد. mizan_test_en_fa Matilda's parents owned quite a nice house with three bedrooms upstairs, while on the ground floor there was a dining room and a living room and a kitchen. پدر و مادر ماتیلدا صاحب یک خانه‌ی خیلی قشنگ، با سه اتاق خواب در طبقه‌ی بالا، یک اتاق نشیمن و یک آشپزخانه در طبقه‌ی پایین بودند. mizan_test_en_fa The suppers were TV dinners in floppy aluminium containers with separate compartments for the stewed meat, the boiled potatoes and the peas. بشقاب‌های آلومینیومی شل و ولی که چندتا جا داشت، یک قسمت برای گوشت پخته، یک قسمت برای سیب‌زمینی پخته و یک قسمت هم برای نخود فرنگی پخته. mizan_test_en_fa Her safety valve, the thing that prevented her from going round the bend, was the fun of devising and dishing out these splendid punishments, لذتی که از ابداع این تنبیهات باشکوه و بیرون کردن حریف از میدان می‌برد به او قدرت می‌داد که از پا درنیاید و دودستی تسلیم نشود. mizan_test_en_fa The father in particular became less cocky and unbearable for several days after receiving a dose of Matilda's magic medicine. مخصوصا پدرش بعد از مصرف داروهای سحرآمیزی که ماتیلدا برایش تجویز می‌کرد، کمتر به دست و پای او می‌پیچید و تا حدودی می‌شد با او کنار آمد. mizan_test_en_fa He has sold no less than five cars, each one at a tidy profitSawdust in the gear boxes, the electric drill on the speedometer cables, با یک مشت خاک اره بی‌مقدار و یک مته برقی و کمی رنگ و چند تا دوز و کلک دیگر، پنج تا معامله‌ی تمیز و پرسود کرده. mizan_test_en_fa Some curious warmth that was almost tangible shone out of Miss Honey's face when she spoke to a confused and homesick newcomer to the class. موقع حرف زدن با بچه‌هایی که به خاطر دلتنگی برای خانه‌شان، دست و پایشان را گم می‌کردند، نوعی محبت بارز و عجیب در صورتش نمایان می‌شد. mizan_test_en_fa She started wondering whether per mission might not be sought from the parents for her to give private tuition to Matilda after school. پیش خودش فکر کرد، شاید پدر و مادر ماتیلدا به راحتی اجازه بدهند که او بعد از تعطیل شدن مدرسه به رایگان به ماتیلدا درس بدهد. mizan_test_en_fa Nosey cook might have been better, Miss Honey thought She was given to playing with words in that way. روی نرده‌ی آن نوشته شده بود کوزی نوک کلبه‌ی دنج، دوشیزه هانی با خودش گفت بهتر بود به جای آن می‌نوشتند نوزی کوک آشپز دماغ گنده. mizan_test_en_fa the man said as he led her into the sittingroom where a large platinum blonde woman was gazing rapturously at the TV screen. مرد او را به اتاق نشیمن که یک زن چاق و چله موپلاتینی در آن نشسته بود و محو تماشای تلویزیون بود راهنمایی کرد و گفت mizan_test_en_fa ;But does it not intrigue you;, Miss Honey said, ;that a little five year old child is reading long adult novels by Dickens and Hemingway? دوشیزه هانی گفت چطور وقتی دیدید که یک بچه‌ی پنج ساله دارد کتاب می‌خواند، آن هم کتاب‌های بزرگسالان مثل داستان‌های دیکنز و همینگوی، از تعجب شاخ در نیاوردید؟ mizan_test_en_fa Only yesterday the Trunchbull caught a boy called Julius Rottwinkle eating Liquorice Allsorts during the scripture lesson and she simply picked him up by one arm and flung him clear out of the open classroom window. همین دیروز توی کلاس، ترانچ بول یک پسری به اسم جولیوس روت وینکل را که داشت سر درس جغرافی لواشک می‌خورد، یک دستی بلند کرد و از پنجره شوت کرد بیرون. mizan_test_en_fa Matilda and Lavender saw the giant in green breeches advancing upon a girl of about ten who had a pair of plaited golden pigtails hanging over her shoulders. ماتیلدا و لوندر دیدند که آن زن غول‌پیکر با شلوار سه ربعی سبزش جلو یک دختر تقریبا ده ساله که موهای طلایی‌اش را بافته و دو طرف شانه‌هایش انداخته بود، ایستاد. mizan_test_en_fa He was watching the Headmistress with an exceedingly wary eye and he kept edging farther and farther away from her with little shuffles of his feet, خیلی با احتیاط مدیر را نگاه می‌کرد و مثل موشی که می‌خواهد از نگاه‌های گربه‌ای که از آنطرف اتاق او را می‌پاید، بگریزد، مدام پاهای کوچکش را لخ‌لخ به زمین می‌کشید، mizan_test_en_fa rather as a rat might edge away from a terrier that is watching it from across the room. و سعی می‌کرد که تا حد امکان از او فاصله بگیرد. mizan_test_en_fa What is more, he had now become very conscious of his audience and of how they were all silently rooting for him. از همه‌ی این‌ها گذشته، در آن لحظه، تنها چیزی که به آن توجه داشت، چشم‌هایی بود که شاهد ماجرا بودند و بیحرکت و بی‌صدا او را می‌پاییدند. mizan_test_en_fa But he kept pushing the stuff into his mouth with the dogged perseverance of a long distance runner who has sighted the finishing line and knows he must keep going. اما مثل دونده‌ی با پشتکاری که از دور خط پایان مسابقه را می‌بیند و می‌داند که کسان دیگری هم پشت سرش هستند و باید به دویدن ادامه بدهد، همچنان تکه‌های کیک را توی دهانش می‌تپاند. mizan_test_en_fa She also admired Matilda who had sworn her to secrecy about the parrot job she had brought off at home, and also the great hair oil switch which had bleached her father's hair. ماتیلدا را هم به خاطر اینکه قضیه‌ی طوطی و شاهکار ریختن رنگ مو توی شیشه‌ی روغن موی سر پدرش را به او گفته بود و قسم‌اش داده بود که جریان را برای کسی فاش نکند، ستایش می‌کرد. mizan_test_en_fa He twisted and squirmed and kicked the air and went on yelling like a stuck pig, خودش را این طرف و آن طرف کشید، دست و پا زد، توی هوا بالا و پایین پرید و یک نفس مثل بره‌ی در حال ذبح فریاد کشید. mizan_test_en_fa The Trunchbull flicked her head round and looked carefully at the small girl with dark hair and deep brown eyes sitting in the second row. ترانچ بول سرش را چرخاند و با دقت به دختر کوچولویی که در ردیف دوم نشسته بود و موهای سیاه و چشم‌های قهوه‌ای نافذی داشت، نگاه کرد mizan_test_en_fa And now the children also saw the long thin slimy yellow bellied lizard like creature twisting and turning in the glass, بچه‌ها هم که متوجه شده بودند یک چیز زرد رنگ لاغر و دراز و باد کرده به شکل بزمجه دارد توی لیوان دست و پا می‌زند و دور خودش می‌چرخد، mizan_test_en_fa I only have to take a moment to get my eyes strong and then I can push it out, فقط کافی است به چشم‌هایم فشار بیاورم، آن وقت کار تمام است، mizan_test_en_fa this strongness, at anything at all so long as I am staring at it hard enough' کافی است با قدرت به همه چیز خیره شوم، باید با قدرت بهشان زل بزنم دوشیزه هانی، mizan_test_en_fa I have to stare at it very hard, Miss Honey, very very hard, and then I can feel it all happening behind my eyes, باید چشم‌هایم را محکم سفت کنم، احساس می‌کنم که این چیزها پشت چشم‌هایم اتفاق می‌افتد دوشیزه هانی، mizan_test_en_fa Fear or believe that the wolf in the sheepwhite hood Loping and bleating roughly and blithely shall leap, my dear, my dear, عزیز من، عزیز من مترس و باور مکن که گرگ به گله‌ی گوسفندهای سپید که وحشت‌زده و هراسان بع‌بع می‌کنند و به این طرف و آن طرف می‌گریزند، حمله‌ور شود mizan_test_en_fa In two strides the Trunchbull was beside him, and by some amazing gymnastic trick, it may have been judo or karate, ترانچ بول با دو تا شلنگ تخته خودش را به او رساند و با حرکت عجیب و غریبی که بی‌شباهت به حرکات ژیمناستیک یا جودو و کاراته نبود، mizan_test_en_fa she flipped the back of Wilfred's legs with one of her feet so that the boy shot up off the ground and turned a somersault in the air. چنان پشت پایی به ویلفرد زد که پسرک از جایش کنده شد و یک دور کامل در هوا معلق زد. mizan_test_en_fa ;Eight threes,; the Trunchbull shouted, swinging Wilfred from side to side by his ankle, ;eight threes is the same as three eights and three eights are twenty four! در همان حال که پسرک را سر و ته تاب می‌داد، فریاد کشید، هشت سه تا همان سه هشت تا است و سه هشت تا می‌شود بیست و چهار تا! mizan_test_en_fa This document revealed that ever since her father's death, Miss Honey had in fact been the rightful owner of a property on the edge of the village known as The Red House, این سند نشان می‌دهد که دوشیزه هانی از زمان مرگ پدرش وارث قانونی و مالک خانه‌ی حاشیه‌ی دهکده که به خانه‌ی قرمز شهرت داشت، mizan_test_en_fa which until recently had been occupied by a Miss Agatha Trunchbull. و تا چند روز پیش در اشغال دوشیزه آگاتاترانچ بول قرار داشت، بوده است. mizan_test_en_fa One evening a few weeks later, Matilda was having tea with Miss Honey in the kitchen of The Red House after school as they always did, when Matilda said suddenly, چند هفته بعد، یک روز عصر ماتیلدا و دوشیزه هانی مطابق معمول در آشپزخانه‌ی خانه‌ی قرمز نشسته بودند و عصرانه می‌خوردند که ماتیلدا بدون مقدمه گفت mizan_test_en_fa now its boot and all its doors were open and Mr and Mrs Wormwood and the brother were scurrying around it like ants, piling in the suitcases, درهای ماشین و در صندوق عقب باز بود و خانم و آقای ورم وود مثل مورچه این طرف و آن طرف می‌رفتند و چمدان‌ها را توی ماشین روی هم کود می‌کردند. mizan_test_en_fa I do not know that her uncle has any claim to her _gratitude_; his wife certainly had; نمی‌دانم که آیا عمویش کاری کرده که او سپاسگزارش باشد یا نه، اما زن عمویش قطعا به گردنش حق دارد. mizan_test_en_fa and it is the warmth of her respect for her aunt's memory which misleads her here. شاید اصلا به خاطر احترامی که به خاطر زن عمویش می‌گذارد کمی تندروی کرده. mizan_test_en_fa With such warm feelings and lively spirits it must be difficult to do justice to her affection for Mrs. Crawford, without throwing a shade on the Admiral. با این احساسات محبت‌آمیز و روحیه زنده‌ای که دارد نمی‌تواند حق مطلب را در مورد خانم کرافرد ادا کند، به خاطر همین در حق آدمیرال بی‌انصافی می‌کند. mizan_test_en_fa ;Do not you think,; said Fanny, after a little consideration, ;that this impropriety is a reflection itself upon Mrs. Crawford, as her niece has been entirely brought up by her? فانی کمی فکر کرد و گفت: فکر نمی‌کنی این بی‌نزاکتی خودش یک جوری به خانم کرافرد برمی‌گردد؟ اصلا همین خانم کرافرد بوده که دوشیزه کرافرد را بزرگ کرده! mizan_test_en_fa She made me almost laugh; نزدیک بود خنده‌ام بگیرد. mizan_test_en_fa but I cannot rate so very highly the love or good nature of a brother who will not give himself the trouble of writing anything worth reading to his sisters, when they are separated. برادری که دور از خواهرش باشد اما به خودش زحمت ندهد مطلب دندان گیری برای خواهرش بشد، به نظرم خیلی هم عشق و علاقه و حسن نیتی به خواهرش ندارد. mizan_test_en_fa I am sure William would never have used _me_ so, under any circumstances. ویلیام امکان ندارد در چنین اوضاع و احوالی با من چنین کاری بکند. mizan_test_en_fa And what right had she to suppose that _you_ would not write long letters when you were absent?; اصلا به چه حقی فکر می‌کرده توهم وقتی این جا نیستی نامه‌های مفصل برای خواهرهایت نمی‌نویسی؟ mizan_test_en_fa ;The right of a lively mind, Fanny, ‌ به این حق که ذهن تیز و بانشاطی دارد، فانی. mizan_test_en_fa seizing whatever may contribute to its own amusement or that of others; هر موضوعی را که برای خودش یا بقیه جالب باشد زود می‌قاپد. mizan_test_en_fa perfectly allowable, when untinctured by ill humour or roughness; آدم اگر بدجنس یا بی‌ادب نباشد، این کار ایرادی ندارد. mizan_test_en_fa and there is not a shadow of either in the countenance or manner of Miss Crawford: در ظاهر و رفتار دوشیزه کرافرد هم نشانه‌ای از بدجنسی و بی‌ادبی نبود. mizan_test_en_fa nothing sharp, or loud, or coarse, نه حرف نیشداری می‌زد، نه بلند بلند صحبت می‌کرد، و نه بی‌ادبی یا بی‌مبالاتی می‌کرد. mizan_test_en_fa She is perfectly feminine, except of two instances we have been speaking of. کاملا رفتار ملایمی داشت، جز در آن دو موردی که صحبتش را کردیم. mizan_test_en_fa There she cannot be justified. بله، در این دو مورد حق با او نبود. mizan_test_en_fa I am glad you saw it all as I did. چه خوب که تو هم مثل من متوجه شده‌ای. mizan_test_en_fa ; Having formed her mind and gained her affections, he had a good chance of her thinking like him; ادموند که در تربیت فکری فانی سهم زیادی داشت و احساسات محبت‌آمیز او را نیز به خود جلب کرده بود، معمولا او را هم‌فکر و هم‌نظر خود می‌دید. mizan_test_en_fa though at this period, and on this subject, there began now to be some danger of dissimilarity, اما در این برهه، و در این قضیه، نوعی عدم موافقت هم احساس می‌شد، mizan_test_en_fa for he was in a line of admiration of Miss Crawford, which might lead him where Fanny could not follow. زبرا به هرحال از دوشیزه کرافرد خوشش آمده بود اما ممکن بود فانی تماما تابع نظر او نباشد. mizan_test_en_fa Miss Crawford's attractions did not lessen. جاذبه‌های دوشیزه کرافرد کمتر که نشد، هیچ، بیشتر هم شد. mizan_test_en_fa The harp arrived, and rather added to her beauty, wit, and good humour; هارپ او را آوردند، و همین باعث شد زیبایی و قریحه و رفتار و منش او بهتر از قبل جلوه کند، mizan_test_en_fa for she played with the greatest obligingness, with an expression and taste which were peculiarly becoming, چون خیلی با احساس نوازندگی می‌کرد، با حالاتی گوبا و ذوق و قریحه‌ای که واقعا جلب‌کننده بود، mizan_test_en_fa and there was something clever to be said at the close of every air. و در پایان هر آهنگ هم با فراست و درایت چیزهایی می‌گفت. mizan_test_en_fa Edmund was at the Parsonage every day, to be indulged with his favourite instrument: ادموند هر روز به خانه کشیشی می‌رفت و محو تماشای ساز مورد علاقه‌اش می‌شد. mizan_test_en_fa one morning secured an invitation for the next; هر روز هم که می‌رفت برای روز بعد دعوت می‌شد، mizan_test_en_fa for the lady could not be unwilling to have a listener, and every thing was soon in a fair train. چون خانم نوازنده بدن نمی‌آمد شنونده خوبی داشته باشد کمی بعد این روال دیگر عادی شد و جا افتاد. mizan_test_en_fa A young woman, pretty, lively, with a harp as elegant as herself, and both placed near a window, cut down to the ground, خانم جوان خوشگل و بانشاطی که هاپی به قشنگی خودش بنوازد، آن هم کنار پنجره، رو به منظره، mizan_test_en_fa and opening on a little lawn, surrounded by shrubs in the rich foliage of summer, was enough to catch any man's heart. به طرف چمنزاری کوچک با بوته‌هایی که در تابستان شاخ و برگ انبوهی پیدا کرده‌اند، بله، همین کافی بود تا دل هر مردی تسخیر بشود mizan_test_en_fa Mrs. Grant and her tambour frame were not without their use: خانم‌گرانت هم با قاب گلدوزی‌اش کمک‌کار بود. mizan_test_en_fa it was all in harmony; and as everything will turn to account when love is once set going, همه چیز جور بو وقتی پای عشق و علاقه به میان بیاید همه چیز خوب به نظر می‌رسد. mizan_test_en_fa even the sandwich tray, and Dr. Grant doing the honours of it, were worth looking at. این بود که حتی سینی غذاهای آماده و به‌به و چه‌چه جناب گرانت هم جالب به نظر می‌رسید. mizan_test_en_fa Without studying the business, however, or knowing what he was about, Edmund was beginning, at the end of a week of such intercourse, to be a good deal in love; ادموند بدون آنکه فکر بکند، یا حتی بفهمد چه اتفاقی دارد می‌افتد، پس از یک هفته رفت‌وآمد حسابی عاشق شد. mizan_test_en_fa and to the credit of the lady it may be added that, without his being a man of the world or an elder brother, در فضایل و کمالات سرکار خانم نیز همین بس که رفته‌رفته دید این جوان آدم قابل‌قبول و مطبوعی است، هرچندکه قرار نبود صاحب شغل و حرفه غیرمذهبی بشود، mizan_test_en_fa without any of the arts of flattery or the gaieties of small talk, he began to be agreeable to her. پسر ارشد هم نبود و از فوت‌وفن‌های دلربایی و بگووبخند نیز سررشته نداشت. mizan_test_en_fa She felt it to be so, though she had not foreseen, and could hardly understand it; دوشیزه‌کرافرد چنین احساس می‌کرد، بدون آن‌که پیش‌بینی کرده باشد یا اصلا معنایش را فهمیده باشد. mizan_test_en_fa for he was not pleasant by any common rule: he talked no nonsense; آخر، ادموند با هیچ عرف و معیاری آدم خوشایندی نبود، حرف مفت نمی‌زد، mizan_test_en_fa he paid no compliments; his opinions were unbending, his attentions tranquil and simple. تعارف و تمجید هم نمی‌کرد، نظر و عقیده‌اش زود عوض نمی‌شد و رفتارش هم آرام و ساده و بی‌غل‌وغش بود. mizan_test_en_fa Fanny could not wonder that Edmund was at the Parsonage every morning; برای فانی عجیب نبود که ادموند هر روز به خانه کشیشی می‌رفت. mizan_test_en_fa she would gladly have been there too, might she have gone in uninvited and unnoticed, to hear the harp; خودش هم دوست داشت به آنجا برود حتی بدون دعوت شدن و بی آنکه کسی پذیرایی کند تا صدای هارپ را بشنود. mizan_test_en_fa neither could she wonder that, when the evening stroll was over, and the two families parted again, این هم برای فانی عجیب نبود که در پایان پیاده‌روی‌های غروب، وقتی دو خانواده از هم خداحافظی می‌کردند، mizan_test_en_fa he should think it right to attend Mrs. Grant and her sister to their home, ادموند ادب به خرج می‌داد و خانم گرانت و خواهر او را تا منزل‌شان همراهی می‌کرد، mizan_test_en_fa while Mr. Crawford was devoted to the ladies of the Park; درحالی‌که آقای کرافرد در خدمت خانم‌های پارک می‌ماند. mizan_test_en_fa She was a little surprised that he could spend so many hours with Miss Crawford, and not see more of the sort of fault which he had already observed, فانی تعجب می‌کرد که ادموند این همه وقت را با دوشیزه کرافرد سپری می‌کند و دیگران عیب و ایرادهایی را نمی‌بیند که قبلا به زبان آورده بود، mizan_test_en_fa and of which _she_ was almost always reminded by a something of the same nature whenever she was in her company; but so it was. در حالی که خود فانی هر بارگه با دوشیزه کرافرد هم‌کلام می‌شد همان عیب و ایرادها را باز هم تشخیص می‌داد اما، خب، اینطور بود. mizan_test_en_fa Edmund was fond of speaking to her of Miss Crawford, ادموند دوست داشت با فانی از دوشیزه کرافرد حرف بزند، mizan_test_en_fa but he seemed to think it enough that the Admiral had since been spared; اما به نظرش کافی بود که قبلا آدمیرال تبرئه شده، ‌. mizan_test_en_fa and she scrupled to point out her own remarks to him, lest it should appear like ill nature. فانی هم ملاحظه می‌کرد و حرف دلش را به ادموند نمی‌گفت تا مبادا بدجنس به نظر برسد. mizan_test_en_fa The first actual pain which Miss Crawford occasioned her was the consequence of an inclination to learn to ride, اولین بار که دوشیزه کرافرد باعث ناراحتی فانی شد، موقعی بود که سرکار خانم دلش می‌خواست سواری یاد بگیرد، mizan_test_en_fa which the former caught, soon after her being settled at Mansfield, from the example of the young ladies at the Park, چون کمی بعد از آمدنش به منسفیلد دیده بود خانم‌های جوان توی پارک سواری بلدند و سواری می‌کنند. mizan_test_en_fa and which, when Edmund's acquaintance with her increased, led to his encouraging the wish, حالا که آشنایی و صمیمیتش با ادموند بیشتر شده بود، ادموند هم تشویق کرده بود، mizan_test_en_fa and the offer of his own quiet mare for the purpose of her first attempts, as the best fitted for a beginner that either stable could furnish. و گفته بود برای شروع کار بهتر است اسب سر به زبر خودش را در اختیار او بگذارد، چون برای آدم تازه‌کار این مناسب‌تربن اسب موجود در اصطبل بود. mizan_test_en_fa The mare was only to be taken down to the Parsonage half an hour before her ride were to begin; قرار بود مادیان را نیم ساعت قبل از شروع سواری به خانه کشیشی ببرند، mizan_test_en_fa and Fanny, on its being first proposed, so far from feeling slighted, was almost over powered with gratitude that he should be asking her leave for it. فانی هم اولین بار که این قضیه مطرح شد اصلا احسان نکرد که چیزی از دست داده است و حتی خیلی هم ممنون بود که ادموند از او اجازه گرفته است، ‌ mizan_test_en_fa Edmund, who had taken down the mare and presided at the whole, returned with it in excellent time, ادموند که مادیان را برده و بر کل تسنن نظارت کرده بود درست سر موقع با اسب برگشت، mizan_test_en_fa before either Fanny or the steady old coachman, who always attended her when she rode without her cousins, were ready to set forward. طوری که هنوز نه فانی آماده شده بود و نه درشکه چی پیر منضبطی که در غیاب خاله‌زاده‌های فانی هنگام سواری همراهی‌اش می‌کرد. mizan_test_en_fa Active and fearless, and though rather small, strongly made, she seemed formed for a horsewoman; پرجنب‌وجوش و نترس بود و در عین پزنقشی بدن قرص و محکمی داشت، و خلاصه انگار برای سوارکاری ساخته شده بود. mizan_test_en_fa and to the pure genuine pleasure of the exercise, something was probably added in Edmund's attendance and instructions, به لذت‌های تمرین سوارکاری، راهنمایی‌ها و مراقبت‌های دلسوزانه ادموند هم اضافه شده بود، mizan_test_en_fa and something more in the conviction of very much surpassing her sex in general by her early progress, to make her unwilling to dismount. و خلاصه دوشیزه کرافرد با همین یکی دو جلسه تمرین فکر می‌کرد خیلی از هم‌جنس‌های خودش پیش افتاده و از همه سر است، و هیچ دلش نمی‌آمد از اسب ییاده بشود. mizan_test_en_fa Fanny was ready and waiting, and Mrs. Norris was beginning to scold her for not being gone, and still no horse was announced, no Edmund appeared. فانی آماده شده بود و منتظر بود، و خانم نوریس کم‌کم داشت غر می‌زد که چرا نرفته است، اما نه از اسب خبری بود و نه از ادموند. mizan_test_en_fa The houses, though scarcely half a mile apart, were not within sight of each other; فاصله خانه‌ها یک مایل هم نبود، اما در دیدرس یکدیگر نبودند. mizan_test_en_fa by walking fifty yards from the hall door, she could look down the park, فانی پنجاه یار دکه از در ورودی خانه دور شد، پایین دست پارک را می‌دید، mizan_test_en_fa and command a view of the Parsonage and all its demesnes, gently rising beyond the village road; منظره خانه کشیشی و تمام عرصه و اعیانش را هم می‌دید که پس از شیب ملایمی در آن سوی جاده روستایی بود. mizan_test_en_fa and in Dr. Grant's meadow she immediately saw the group توی چمنزار جناب گرانت بلافاصله چشمش به جمع افتاد … mizan_test_en_fa Edmund and Miss Crawford both on horse back, riding side by side, Dr. and Mrs. Grant, and Mr. Crawford, with two or three grooms, standing about and looking on. ادموند و دوشیزه کرافرد هر دو سوار اسب در کنار هم می‌راندند، و جناب گرانت و خانم گرانت، و آقای کرافرد، با دو سه مهتر، ایستاده بودند و تماشا می‌کردند. mizan_test_en_fa At first Miss Crawford and her companion made the circuit of the field, which was not small, at a foot's pace; اول، دوشیزه کرافرد و همراهش محوطه را دور زدند، که البته محوطه کوچکی هم نبود، آن هم با حرکت سلانه سلانه اسب. mizan_test_en_fa then, at _her_ apparent suggestion, they rose into a canter; بعد، ظاهرا به پیشنهاد دوشیزه کرافرد، تندتر راندند، چهارنعل اما ملایم. mizan_test_en_fa and to Fanny's timid nature it was most astonishing to see how well she sat. فانی که اصولا کمی ترسو بود تعجب می‌کرد که دوشیزه‌کرافرد به این خوبی روی اسب می‌نشیند. mizan_test_en_fa Edmund was close to her; ادموند جفت دوشیزه کرافرد بود. mizan_test_en_fa he was speaking to her; he was evidently directing her management of the bridle; he had hold of her hand; داشت با دوشیزه کرافرد صحبت می‌کرد، طرز گرفتن افسار را یادش می‌داد و دستش را گرفته بود. mizan_test_en_fa she saw it, or the imagination supplied what the eye could not reach. فانی این را می‌دید، یا اگر هم با چشم نمی‌دید با قوه خیال می‌دید. mizan_test_en_fa She could not but think, indeed, that Mr. Crawford might as well have saved him the trouble; اما به این هم فکر می‌کرد که چرا آقای کرافرد جور این زحمت را نمی‌کشد. mizan_test_en_fa that it would have been particularly proper and becoming in a brother to have done it himself; صحیح و درستش این است که برادر آدم این کار را بکند. mizan_test_en_fa but Mr. Crawford, with all his boasted good nature, and all his coachmanship, probably knew nothing of the matter, ولی، خب، آقای کرافرد با تمام ادعاهای محبت و مهر و با وجود تمام مهارتی که در کالسکه دارد شاید از این کار سررشته‌ای نداشته باشد، mizan_test_en_fa and had no active kindness in comparison of Edmund. حتی شاید محبتی را نتواند نشان بدهد که ادموند نشان می‌دهد. mizan_test_en_fa She began to think it rather hard upon the mare to have such double duty; فانی داشت فکر می‌کرد چه قدر برای اسب سخت است که چنین بار مضاعفی را تحمل کند. mizan_test_en_fa if she were forgotten, the poor mare should be remembered. حالا که خود فانی را فراموش کرده‌اند، لااقل به فکر مادیان بی‌نوا پاشند. mizan_test_en_fa Her feelings for one and the other were soon a little tranquillised by seeing the party in the meadow disperse, کمی بعد احساساتش آرام‌تر شد، چون دید که آن جمع توی چمنزار دارد پخش می‌شود. mizan_test_en_fa and Miss Crawford still on horseback, دوشیزه کرافرد هنوز سوار اسب بود، mizan_test_en_fa but attended by Edmund on foot, pass through a gate into the lane, and so into the park, and make towards the spot where she stood. اما ادموند پای پیاده همراهی‌اش کرد، از دروازه‌ای گذشت و وارد معبر شد، بعد پارک، ‌، بعد هم نقطه‌ای که فانی ایستاده بود. mizan_test_en_fa She began then to be afraid of appearing rude and impatient; در این لحظه فانی فکر کرد شاید بی‌نزاکت به نظر برسد و آن‌ها تصور کنند او چه آدم بی‌صبری است. mizan_test_en_fa and walked to meet them with a great anxiety to avoid the suspicion. به خاطر همین، به طرفشان رفت و دل توی دلش نبود که مبادا او را آدم بی‌صبر و قراری تلقی کنند. mizan_test_en_fa ;My dear Miss Price,; said Miss Crawford, as soon as she was at all within hearing, ;I am come to make my own apologies for keeping you waiting; وقتی فانی به فاصله‌ای رسید که صدا به گوشش می‌رسید، دوشیزه کرافرد گفت: دوشیزه پرایس عزیز، آمده‌ام از این که منتظر مانده‌اید عذرخواهی کنم … mizan_test_en_fa but I have nothing in the world to say for myself ولی هیچ حرفی نمی‌توانم بزنم که عذر بدتر از گناه نباشد … mizan_test_en_fa I knew it was very late, and that I was behaving extremely ill; می‌دانستم که خیلی دیر شده و من هم رفتارم واقعا دور از ادب بوده … mizan_test_en_fa and therefore, if you please, you must forgive me. بنابراین، اگر دلتان آمد مرا ببخشید. mizan_test_en_fa ;For there is more than time enough for my cousin to ride twice as far as she ever goes,; said he, گفت: آن‌قدر وقت هست که دخترخاله‌ام دو برابر همیشه سواری کند. mizan_test_en_fa ;and you have been promoting her comfort by preventing her from setting off half an hour sooner: شما ضرری به او نزده‌اید، فقط نگذاشته‌اید نیم ساعت زودتر کارش را شروع کند. mizan_test_en_fa clouds are now coming up, and she will not suffer from the heat as she would have done then. ابر هم دارد جمع می‌شود و فانی برخلاف همیشه از گرما عذاب نمی‌کشد. mizan_test_en_fa ;No part of it fatigues me but getting off this horse, I assure you,; said she, as she sprang down with his help; دوشیزه کرافرد که با کمک ادموند از اسب پایین می‌آمد گفت: هیچ قسمتش به اندازه پیاده شدن از این اسب خسته‌ام نمی‌کند. mizan_test_en_fa ;I am very strong. من خیلی قوی هستم. mizan_test_en_fa Miss Price, I give way to you with a very bad grace; دوشیزه پرایس، ‌، من با کمال شرمندگی جایم را به شما می‌دهم، mizan_test_en_fa but I sincerely hope you will have a pleasant ride, اما از ته دل امیدوارم سواری خوبی داشته پاشید. mizan_test_en_fa and that I may have nothing but good to hear of this dear, delightful, beautiful animal.; فقط دلم می‌خواهد چیزهای خوبی درباره این حیوان عزیز و مفرح و زببا بشنوم. mizan_test_en_fa The old coachman, who had been waiting about with his own horse, now joining them, سورچی پیر که با اسبش در آن نزدیکی منتظر ایستاده بود پیش آن‌ها آمد. mizan_test_en_fa Fanny was lifted on hers, and they set off across another part of the park; فانی سوار اسبش شد و به طرف دیگری از پارک رفتند. mizan_test_en_fa her feelings of discomfort not lightened by seeing, as she looked back, that the others were walking down the hill together to the village; اما احساس ناراحتی فانی کم‌تر نشد، چون وقتی به پشت سرش نگاه کرد دید که آن‌ها دارند به سوی دهکده می‌روند. mizan_test_en_fa nor did her attendant do her much good by his comments on Miss Crawford's great cleverness as a horse woman, which he had been watching with an interest almost equal to her own. سورچی هم نمک بیشتری بر زخمش پاشید و از هوش و استعداد اسب‌سواری دوشیزه کرافرد داد سخن داد، چون او هم مثل فانی با دقت به سواری دوشیزه کرافرد نگاه کرده بود. mizan_test_en_fa Her merit in being gifted by Nature with strength and courage was fully appreciated by the Miss Bertrams; دوشیزه برترام‌ها کلی از لیاقت و استعداد و قدرت و شهامتش تمجید کردند. mizan_test_en_fa her delight in riding was like their own; her early excellence in it was like their own, and they had great pleasure in praising it. انگار خودشان به قدر او کیف کرده بودند، انگار خودشان آن‌همه هنرنمایی کرده بودند خلاصه، لذت می‌بردند که تعریف و تمجید کنند. mizan_test_en_fa ;I do not want her at all for myself,; said he; ادموندگفت: من خودم اسب را لازم ندارم. mizan_test_en_fa ;'but whenever you are next inclined to stay at home, I think Miss Crawford would be glad to have her a longer time for a whole morning, in short. ولی اگر دلت خواست بمانی خانه، آن وقت به نظرم دوشیزه کرافرد بدن نمی‌آید مدت بیشتری سواری کند … خلاصه، یک روز کامل. mizan_test_en_fa Edmund looked pleased, which must be Fanny's comfort, آثار رضایت در قیافه ادموند بود، و فانی هم خیالش راحت شد. mizan_test_en_fa and the ride to Mansfield Common took place the next morning: روز بعد، برنامه سواری به چمنزار منسفیلد به اجرا درآمد. … mizan_test_en_fa the party included all the young people but herself, همه جوان‌ها رفتند جز فانی. mizan_test_en_fa and was much enjoyed at the time, and doubly enjoyed again in the evening discussion. خیلی هم به آن‌ها خوش گذشت در گفت‌وگوهای شبانه نیز به آن‌ها خوش گذشت. mizan_test_en_fa A successful scheme of this sort generally brings on another; وقتی برنامه‌ای بر وفق مراد پیش برود، نوبت برنامه‌های بعدی هم می‌رسد. mizan_test_en_fa and the having been to Mansfield Common disposed them all for going somewhere else the day after. رفتنشان به چمنزار منسفیلد باعث شد که روز بعد هم به فکر جایی جز همان جا نیفتند. mizan_test_en_fa There were many other views to be shewn; منظره‌هایی بود که هنوز سیر تماشا نکرده بودند. mizan_test_en_fa and though the weather was hot, there were shady lanes wherever they wanted to go. البته هوا گرم بود اما هر جا گه پا می‌گذاشتند بالاخره گذرگاه‌های خنک و سایه‌دار هم پیدا می‌شد. mizan_test_en_fa Four fine mornings successively were spent in this manner, چهار روز پشت سر هم به این منوال سپری شد. mizan_test_en_fa in shewing the Crawfords the country, and doing the honours of its finest spots. آن ناحیه را به کرافردها نشان دادند و در مورد نقاط قشنگش الحق که سنگ تمام گذاشتند. mizan_test_en_fa Everything answered; it was all gaiety and good humour, همه چیز جور بود مدام شوخی و بگو و بخند برقرار بود. mizan_test_en_fa the heat only supplying inconvenience enough to be talked of with pleasure گرمای هوا در حدی بود که وقتی اظهار ناراحتی می‌کردند هنوز دلخور نبودند.. mizan_test_en_fa till the fourth day, when the happiness of one of the party was exceedingly clouded. اما روز چهارم، عیش یک نفرشان منغض شد … mizan_test_en_fa but it was felt as a very grievous injury, and her good manners were severely taxed to conceal her vexation and anger till she reached home. اما خب، دوشیزه برترام این را نوعی بی‌احترامی تلقی کرد و رنجیده شد خیلی خودش را خورد تا خشم و ناراحتی‌اش را بروز ندهد، تا بالاخره به خانه رسید. mizan_test_en_fa As Mr. Rushworth did _not_ come, the injury was increased, and she had not even the relief of shewing her power over him; ولی آقای راشورث نیامد و ناراحتی دوشیزه برترام بیشتر شد، چون حتی این فرصت هم از دست می‌رفت که لااقل زورش به آقای راشورث برسد. mizan_test_en_fa she could only be sullen to her mother, aunt, and cousin, and throw as great a gloom as possible over their dinner and dessert. فقط مانده بود مادرش، خاله‌اش و دخترخاله‌اش تا تمام دق دلی اش را موقع غذا و دسر سر آن‌ها خالی کند. mizan_test_en_fa Between ten and eleven Edmund and Julia walked into the drawing room, حدود ساعت ده یازده بود که ادموند و جولیا آمدند و وارد اتاق پذیرایی شدند. mizan_test_en_fa fresh with the evening air, glowing and cheerful, the very reverse of what they found in the three ladies sitting there, هوای شبانه حالشان را جا آورده بود و قیافه شان از شادی و نشاط می‌درخشید، اما قیافه خانم‌هایی که آن‌جا نشسته بودند جور دیگری بود. mizan_test_en_fa for Maria would scarcely raise her eyes from her book, and Lady Bertram was half asleep; ماریا سرش را از کتاب بلند نمی‌کرد و لیدی برترام هم توی چرت بود. mizan_test_en_fa and even Mrs. Norris, discomposed by her niece's ill humour, حتی خانم نوریس که از بدخلقی خواهرزاده‌اش کلافه بود، mizan_test_en_fa and having asked one or two questions about the dinner, which were not immediately attended to, seemed almost determined to say no more. یکی دو سوال درباره شام پرسید که زود جوابش را نگرفت و فکر کرد دیگر حرفی نزند بهتر است. mizan_test_en_fa For a few minutes the brother and sister were too eager in their praise of the night and their remarks on the stars, to think beyond themselves; تا چند دقیقه برادر و خواهر همچنان از لطافت هوای شب و زببایی ستاره‌ها حرف می‌زدند و سر از پا نمی‌شناختند. mizan_test_en_fa but when the first pause came, Edmund, looking around, said, ;But where is Fanny? اما با اولین مکث، ادموند نگاهی به دور و بر کرد و گفت: فانی کجاست؟ … mizan_test_en_fa Before half this was said, Fanny was returned to her seat at the table, and had taken up her work again; هنوز این حرف‌ها ادامه داشت که فانی برگشت و آمد روی صندلی خودش پشت میز نشست و کاری را که دستش بود از سر گرفت، ‌. mizan_test_en_fa and Julia, who was in high good humour, from the pleasures of the day, did her the justice of exclaiming, جولیا هم که حسابی سر کیف بود و خوشی‌های آن روز حالش را جا آورده بود وارد معرکه شد وگفت: mizan_test_en_fa ;I must say, ma'am, that Fanny is as little upon the sofa as anybody in the house.; خانم، به نظر من، فانی هم مثل بقیه آدم‌های این خانه زیاد روی کاناپه لم نمی‌دهد. mizan_test_en_fa ;Yes, indeed, Edmund,; added her ladyship, who had been thoroughly awakened by Mrs. لیدی برترام، که بعد از غرولندهای خانم نوریس و عیب و ایراد گرفتن‌های او از فانی، چرتش پاره شده بود گفت: بله، ‌، ادموند. mizan_test_en_fa ;No; but they were to be put into the spare room to dry; نه، ولی می‌بایست‌گل‌ها را توی اتاق خالی‌گذاشت تا خشک بشوند. mizan_test_en_fa and, unluckily, Fanny forgot to lock the door of the room and bring away the key, متاسفانه فانی یادش رفته بود در اتاق را قفل‌کند وکلیدش را بیاورد. mizan_test_en_fa so she was obliged to go again.; مجبور شد یک بار دیگر برود. mizan_test_en_fa ;I am sure I do not know how it was to have been done better,; cried Mrs. Norris, unable to be longer deaf; خانم نوریس که دیگر نمی‌توانست خودش را به نشنیدن بزند گفت: من که نمی‌دانم چه راه بهتری وجود داشت، mizan_test_en_fa ;unless I had gone myself, indeed; but I cannot be in two places at once; مگر این که خودم می‌رفتم ولی من که نمی‌توانم در آن واحد دو جا پاشم، ‌. mizan_test_en_fa and I was talking to Mr. Green at that very time about your mother's dairymaid, همان موقع داشتم درباره خدمتکار لبنیات مادرت با آقای گرین صحبت می‌کردم. mizan_test_en_fa by _her_ desire, and had promised John Groom to write to Mrs. Jefferies about his son, and the poor fellow was waiting for me half an hour. این را مادرت خواسته بود به جان گروم هم قول داده بودم درباره پسرش چند خط نامه به خانم جف‌بز بسم و طفلکی نیم ساعت منتظرم مانده بود. mizan_test_en_fa But I thought it would rather do her good after being stooping among the roses; for there is nothing so refreshing as a walk after a fatigue of that kind; بعد از آن‌همه دولا و راست شدن وسط گل‌ها، فکر کردم کمی راه رفتن برایش مفید است بعد از خستگی آن کار، هیچ چیز به قدر پیاده‌روی حال آدم را جا نمی‌آورد. mizan_test_en_fa and though the sun was strong, it was not so very hot. البته آفتاب تندی بود، اما زیاد هم داغ نبود. mizan_test_en_fa Between ourselves, Edmund,; nodding significantly at his mother, ;it was cutting the roses, بین خودمان باشد، ادموند … با سرش به طرف مادر ادموند اشاره کرد و ادامه داد: mizan_test_en_fa and dawdling about in the flower garden, that did the mischief.; گل چیدن و وقت تلف کردن توی باغچه حالش را بد می‌کرد. mizan_test_en_fa Edmund said no more to either lady; but going quietly to another table, ادموند دیگر حرفی نزد آرام به طرف میز دیگری رفت که هنوز سینی شام روبش بود. mizan_test_en_fa brought a glass of Madeira to Fanny, and obliged her to drink the greater part. یک لیوان شراب مدیئرا به فانی داد و از او خواهش کرد سر بکشد. mizan_test_en_fa She wished to be able to decline it; but the tears, which a variety of feelings created, made it easier to swallow than to speak. فانی دلش نمی‌خواست بخورد، اما به خاطر احساسهای مختلفی اشک در چشم‌هایش جمع شده بود و راحت‌تر این بود که لیوان را سر بکشد و چیزی نگوید. mizan_test_en_fa Nothing of this would have happened had she been properly considered; اگر به حال و روز فانی درست توجه شده بود، حالا به این روز نمی‌افتاد. mizan_test_en_fa but she had been left four days together without any choice of companions or exercise, and without any excuse for avoiding whatever her unreasonable aunts might require. چهار روز گذشته بود، بدون آنکه گفت‌وگوبی کرده باشد یا ورزش کرده باشد، و خب، هیچ عذر و بهانه‌ای هم نداشت که به تقاضاهای نامعقول خاله‌هایش تن ندهد. mizan_test_en_fa He was ashamed to think that for four days together she had not had the power of riding, ادموند خجالت می‌کشید که چهار روز تمام فانی سواری نکرده بود. mizan_test_en_fa and very seriously resolved, however unwilling he must be to check a pleasure of Miss Crawford's, that it should never happen again. خیلی جدی تصمیم گرفت دیگر نگذارد چنین اتفاقی بیفتد، هر چند که نمی‌خواست شادی دوشیزه کرافرد را هم خراب کند. mizan_test_en_fa The state of her spirits had probably had its share in her indisposition; حال روحی‌اش در این ناخوشی بی‌تاثیر نبود. mizan_test_en_fa for she had been feeling neglected, فانی احساس می‌کرد کسی به فکرش نیست. mizan_test_en_fa and been struggling against discontent and envy for some days past. این چند روز سعی کرده بود با احساس نارضایتی و ناراحتی‌اش مقابله کند. mizan_test_en_fa As she leant on the sofa, to which she had retreated that she might not be seen, the pain of her mind had been much beyond that in her head; آن موقع که روی کاناپه دراز کشیده بود تا کسی او را نبیند، درد روحش بیش از سرش بود. mizan_test_en_fa and the sudden change which Edmund's kindness had then occasioned, made her hardly know how to support herself. حالا، با این تغییر ناگهانی که بر اثر محبت و مهربانی ادموند پیش آمده بود، مشکل می‌توانست احساساتش را مهار کند. mizan_test_en_fa Fanny's rides recommenced the very next day; سواری فانی روز بعد از سر گرفته شد. mizan_test_en_fa and as it was a pleasant fresh feeling morning, less hot than the weather had lately been, صبح باطراوت و مطبوعی بود گرمای هوا هم به شدت چند روز گذشته نبود. mizan_test_en_fa Edmund trusted that her losses, both of health and pleasure, would be soon made good. ادموند امیدوار بود ناخوشی و ناراحتی فانی خیلی زود برطرف بشود. mizan_test_en_fa While she was gone Mr. Rushworth arrived, escorting his mother, وقتی فانی بیرون رفت، آقای راشورث آمد، همراه مادرمن، mizan_test_en_fa who came to be civil and to shew her civility especially, in urging the execution of the plan for visiting Sotherton, which had been started a fortnight before, که آمده بود رسم ادب را به جا بیاورد وآداب‌دانی‌اش را نشان بدهد و برای بازدید از ساترتن‌که دو هفته پیش‌تر قرارشگذاشته شده بود شخصا دعوت‌کند، mizan_test_en_fa and which, in consequence of her subsequent absence from home, had since lain dormant. چون به علت غیبت او بودکه این برنامه بازدید مسکوت مانده بود. mizan_test_en_fa Mrs. Norris and her nieces were all well pleased with its revival, خانم نوریس و خواهرزاده‌هایش همه از این تجدید قرار خوشحال شدند. mizan_test_en_fa and an early day was named and agreed to, provided Mr. Crawford should be disengaged: اولین روزی را که می‌شد تعیین کرد تعیین کردند و قرار و مدارشان را گذاشتند، اما مشروط شد به اینکه آقای کرافرد در آن روز گرفتار نباشد. mizan_test_en_fa the young ladies did not forget that stipulation, خانم‌های جوان یادشان بود که این نکته را گوشزد کنند، mizan_test_en_fa and though Mrs. Norris would willingly have answered for his being so, they would neither authorise the liberty nor run the risk; با این که خانم نوریس هم بلافاصله روی همین نکته تاکید کرد، خانم‌های جوان که نمی‌دانستند آقای کرافرد در روز موعود گرفتاری دارد یا ندارد باز هم نظرشان این بود که بهتر است بی‌گدار به آب نزنند. mizan_test_en_fa and at last, on a hint from Miss Bertram, Mr. Rushworth discovered that the properest thing to be done was for him to walk down to the Parsonage directly, بالاخره، با ایما و اشاره دوشیزه برترام، آقای راشورث فهمید که بهترین کار این است که یک راست به خانه کشیشی برود، mizan_test_en_fa and call on Mr. Crawford, and inquire whether Wednesday would suit him or not. سری به آقای کرافرد بزند و بپرسد که آیا روز چهارشنبه برایش مناسب است یا نه. mizan_test_en_fa and Mrs. Rushworth, a well meaning, civil, prosing, pompous woman, who thought nothing of consequence, و ثانیا خانم راشورث، که زن خیرخواه و مودبی بود و یکریز حرف‌های قلنبه‌سلنبه می‌زد و به چیزی اهمیت نمی‌داد، mizan_test_en_fa but as it related to her own and her son's concerns, had not yet given over pressing Lady Bertram to be of the party. جز افکار و دغدغه‌های خودش و پسرش، مدام اصرار می‌کردکه لیدی برترام هم افتخار بدهد و به بازدید بیاید. mizan_test_en_fa Lady Bertram constantly declined it; لیدی برترام نمی‌پذیرفت، mizan_test_en_fa but her placid manner of refusal made Mrs. Rushworth still think she wished to come, اما نرمشی که در رفتارش بود خانم راشورث را به این فکر می‌انداخت که لیدی برترام بدش نمی‌آید در این بازدید حضور داشته باشد، mizan_test_en_fa till Mrs. Norris's more numerous words and louder tone convinced her of the truth. تا آن که وراجی‌های خانم نوریس و صدای بلندترش باعث شد خانم راشورث متقاعد بشود که لیدی برترام جدی می‌گوید. mizan_test_en_fa She will have a companion in Fanny Price, you know, so it will all do very well; ایشان با فانی پرایس می‌مانند و اوقات را سپری می‌کنند از این لحاظ، اشکالی پیش نمی‌آید. mizan_test_en_fa and as for Edmund, as he is not here to speak for himself, I will answer for his being most happy to join the party. اما ادموند، این جا نیست تا خودش نظر بدهد، ولی من می‌دانم که کلی خوشحال می‌شود اگر همراه جمع باشد. mizan_test_en_fa ;The loss of her ladyship's company would be a great drawback, محرومیت از مصاحبت ایشان ضایعه‌ای است. mizan_test_en_fa and she should have been extremely happy to have seen the young lady too, Miss Price, who had never been at Sotherton yet, and it was a pity she should not see the place.; اگر این خانم جوان یعنی دوشیزه پرایس هم تشریف می‌آوردند موجب مسرت می‌شد، چون ایشان هم ساترتن را ندیده‌اند و حیف است‌که نبینند. mizan_test_en_fa Mrs. Rushworth proceeded next, under the conviction that everybody must be wanting to see Sotherton, to include Miss Crawford in the invitation; خانم راشورث، ‌، که فکر می‌کرد همه دوست دارند ساترتن را ببینند، رفت به سراغ دوشیزه کرافرد و تقاضا کرد که او هم بیاید. mizan_test_en_fa and though Mrs. Grant, who had not been at the trouble of visiting Mrs. Rushworth, on her coming into the neighbourhood, خانم گرانت، که هیچ بدش نیامده بود خانم راشورث را موقع آمدن به آنجا دیده است، mizan_test_en_fa civilly declined it on her own account, she was glad to secure any pleasure for her sister; با کمال نزاکت از جانب خودش عذرخواهی کرد، اما می‌دانست که خواهرش استقبال می‌کند. mizan_test_en_fa Mr. Rushworth came back from the Parsonage successful; آقای راشورث هم دست‌خالی از خانه کشیشی برنگشت. mizan_test_en_fa and Edmund made his appearance just in time to learn what had been settled for Wednesday, ادموند هم درست موقعی سر و کله‌اش پیدا شد که قرار و مدارهای چهارشنبه گذاشته شده بود، mizan_test_en_fa to attend Mrs. Rushworth to her carriage, and walk half way down the park with the two other ladies. و حالا می‌بایست خانم راشورث را تا کالسکه‌اش همراهی کند و با دو خانم دیگر هم نصف راه پارک را قدم بزند mizan_test_en_fa On his return to the breakfast room, he found Mrs. Norris trying to make up her mind as to whether Miss Crawford's being of the party were desirable or not, وقتی به اتاق صبحانه برگشت، دید خانم نوریس دارد سبک سنگین می‌کند که بودن دوشیزه کرافرد در آن جمع درست است یا نه. mizan_test_en_fa or whether her brother's barouche would not be full without her. آیا بدون دوشیزه کرافرد هم کالسکه آقای کرافرد پر نمی‌شود؟ mizan_test_en_fa The Miss Bertrams laughed at the idea, دوشیزه برترام‌ها به این فکر خندیدند، mizan_test_en_fa assuring her that the barouche would hold four perfectly well, independent of the box, on which _one_ might go with him. گفتند در آن کالسکه راحت چهار نفر جا می‌شوند، و تازه صندلی کنار راننده هم هست و یک نفر می‌تواند آنجا بنشیند. mizan_test_en_fa I could not, when the scheme was first mentioned the other day, آن روز هم که برای اولین بار صحبت این بازدید پیش آمده بود، mizan_test_en_fa understand why a visit from the family were not to be made in the carriage of the family.; داشتم فکر می‌کردم چرا بازدید خانوادگی نباید با کالسکه خانواده انجام بشود؟ ‌ mizan_test_en_fa After what passed at first, he would claim it as a promise. بعد از آن حرف‌هایی که دفعه اول ردوبدل شد، لابد منتظر است به قول و قرارمان عمل کنیم. mizan_test_en_fa ; ;And, my dear Edmund,; added Mrs. Norris, ;taking out _two_ carriages when _one_ will do, would be trouble for nothing; خانم نوریس گفت: ادموند عزبز، وقتی می‌شود به جای دو کالسکه یک کالسکه برد، این زحمت اضافی برای چیست؟ mizan_test_en_fa and, between ourselves, coachman is not very fond of the roads between this and Sotherton: بین خودمان باشد، کالسکه‌چی هم زیاد دل خوشی از جاده‌های ساترتن ندارد. mizan_test_en_fa he always complains bitterly of the narrow lanes scratching his carriage, همیشه از معبرهای تنگ و با یکی که کالسکه‌اش را به قیژ قیژ می‌اندازد شاکی است. mizan_test_en_fa and you know one should not like to have dear Sir Thomas, when he comes home, find all the varnish scratched off.; خب، ما هم که دلمان نمی‌خواهد وقتی سر تاماس برمی‌گردد ببیند همه چیز به قیژقیژ افتاده. mizan_test_en_fa ;That would not be a very handsome reason for using Mr. Crawford's,; said Maria; ماریا گفت: این که دلیل خوبی برای استفاده از کالسکه آقای کرافرد نیست. mizan_test_en_fa ;but the truth is, that Wilcox is a stupid old fellow, and does not know how to drive. حقیقتش این است که وبلکاکس آدم خرفتی است و بلد نیست درست کالسکه براند. mizan_test_en_fa ;You can have no reason, I imagine, madam,; said he, addressing his mother, ;for wishing Fanny _not_ to be of the party, but as it relates to yourself, to your own comfort. ادموند رو کرد به مادرش و گفت: به نظرم شما دلیلی نداربد که فانی همراه بقیه نرود، جز به خاطر خودتان و راحتی‌تان. mizan_test_en_fa If you could do without her, you would not wish to keep her at home?; اگر بدون فانی اوقاتتان بگذرد، باز هم می‌خواهید او را در خانه نگه داربد؟ ‌ mizan_test_en_fa Mrs. Norris was very ready with the only objection which could remain خانم نوریس بلافاصله اولین اشکالی را که باقی بود گفت، ‌. mizan_test_en_fa their having positively assured Mrs. Rushworth that Fanny could not go, and the very strange appearance there would consequently be in taking her, توضیح داد که به خانم راشورث گفته‌اند فانی نمی‌آید و حالا اگر یکهو سروکله فانی پیدا بشود خانم راشورث غافلگیر می‌شود. mizan_test_en_fa which seemed to her a difficulty quite impossible to be got over. خب، این مسئله‌ای بود که ظاهرا نمی‌شد حلش کرد. mizan_test_en_fa It would be something so very unceremonious, so bordering on disrespect for Mrs. Rushworth, whose own manners were such a pattern of good breeding and attention, خیلی خلاف ادب و آداب بود، حتی نوعی بی‌احترامی به خانم راشورث بود، آن هم خانم راشورثی که این همه بانزاکت و مودب و خوش رفتار بود. mizan_test_en_fa that she really did not feel equal to it. خب، مگر می‌شد این مسائل را حل کرد؟ mizan_test_en_fa Mrs. Norris had no affection for Fanny, خانم نوریس محبتی به فانی نداشت. mizan_test_en_fa and no wish of procuring her pleasure at any time; هیچ وقت هم دوست نداشت وضعی پیش بیاید که به فانی خوش بگذرد. mizan_test_en_fa but her opposition to Edmund _now_, arose more from partiality for her own scheme, because it _was_ her own, than from anything else. اما حالا مخالفتش با ادموند بیشتر به خاطر این بود که نقشه خودش خراب می‌شد، تبرا کل برنامه این بازدید نقشه خود او بود و بس، ‌. mizan_test_en_fa When Edmund, therefore, told her in reply, as he did when she would give him the hearing, that she need not distress herself on Mrs. Rushworth's account, بالاخره، در فرصتی که می‌شد حرفی با خانم نوریس زد، یعنی موقعی که خانم نوریس حاضر شد گوش بدهد، ادموند به او گفت که نباید بابت خانم راشورث خودش را ناراحت کند، mizan_test_en_fa because he had taken the opportunity, as he walked with her through the hall, of mentioning Miss Price as one who would probably be of the party, and had directly received a very sufficient invitation for his cousin, چون موقعی که توی سالن داشته خانم راشورث را مشایعت می‌کرده به او گفته که احتمالا دوشیزه پرایس هم جزو مهمان‌ها خواهد بود و خانم راشورث هم به اسم از فانی دعوت کرده است. mizan_test_en_fa Mrs. Norris was too much vexed to submit with a very good grace, and would only say, خانم نوریس نه تنها مسئله‌اش حل نشد، بلکه خیلی هم ناراحت شد، و به جای اینکه جواب مناسبی بدهد فقط گفت: mizan_test_en_fa ;Very well, very well, just as you chuse, settle it your own way, I am sure I do not care about it.; بسیار خوب، بسیار خوب، هر کاری می‌خواهید بکنید خودتان ببرید و بدوزند، اصلا به من چه. mizan_test_en_fa ;I am sure she ought to be very much obliged to you,; added Julia, جولیا گفت: حالا فانی باید خیلی از تو تشکر کند mizan_test_en_fa hastily leaving the room as she spoke, from a consciousness that she ought to offer to stay at home herself. و بعد به‌سرعت از اتاق رفت، انگار فکر می‌کرد خودش می‌بایست بگو جای فانی می‌ماند، mizan_test_en_fa ;Fanny will feel quite as grateful as the occasion requires,; was Edmund's only reply, and the subject dropt. تنها جوابی که ادموند داد این بود: فانی هر جورکه خودش دلش خواست تشکر می‌کند بعد هم دیگر این صحبت دنبال نشد. mizan_test_en_fa but that he should forego any enjoyment on her account gave her pain, and her own satisfaction in seeing Sotherton would be nothing without him. اما این که ادموند به خاطر فانی از خوشی‌های خود چشم‌پوشی می‌کرد باعث غصه خوردن فانی می‌شد، و این غصه خوردن کاملا بر رضایت و شادی رفتن به ساترتن می‌چربید. mizan_test_en_fa The next meeting of the two Mansfield families produced another alteration in the plan, and one that was admitted with general approbation. صبح روز بعد، در برنامه دو خانواده منسفیلد تغییر دیگری هم پیش آمد، تغییری که همه با آن موافقت کردند. mizan_test_en_fa Even Edmund was very thankful for an arrangement which restored him to his share of the party; حتی ادموند هم تشکر کرد که وضعی پیش آمده تا خودش هم در بازدید شرکت کند. mizan_test_en_fa and Mrs. Norris thought it an excellent plan, and had it at her tongue's end, and was on the point of proposing it, خانم نوریس هم فکر خانم گرانت را خیلی پسندید و کفت که نزدیک بود خودش دهان باز کند و چنین پیشنهادی بدهد که خب، mizan_test_en_fa when Mrs. Grant spoke. خانم گرانت خودش قضیه را پیش کشید. mizan_test_en_fa Wednesday was fine, and soon after breakfast the barouche arrived, چهارشنبه هوا خوب بود کمی بعد از صبحانه کالسکه آمد. mizan_test_en_fa Mr. Crawford driving his sisters; and as everybody was ready, آقای کرافرد خواهرش را سوار کرده بود و خودش کالسکه را می‌راند چون همه آماده بودند، mizan_test_en_fa there was nothing to be done but for Mrs. Grant to alight and the others to take their places. فقط مانده بود خانم گرانت ییاده شود تا بقیه توی کالسکه بنشینند. mizan_test_en_fa While each of the Miss Bertrams were meditating how best, and with the most appearance of obliging the others, to secure it, همان موقع که هر دو دوشیزه برترام در نهان فکر می‌کردند این بهترین جاست اما همان را به بقیه تعارف می‌کردند، mizan_test_en_fa the matter was settled by Mrs. Grant's saying, as she stepped from the carriage, ;As there are five of you, it will be better that one should sit with Henry; خانم گرانت به قضیه فیصله داد، چون وقتی از کالسکه پایین می‌آمد گفت: چون شما پنج نفر، بهتر است یک نفرتان کنار هنری بنشیند. mizan_test_en_fa The former was on the barouche box in a moment, the latter took her seat within, in gloom and mortification; جولیا زود رفت روی صندلی‌کنار راننده نشست و ماریا هم رفت توی‌کالسکه نشست، ناراحت و غمگین. mizan_test_en_fa and the carriage drove off amid the good wishes of the two remaining ladies, and the barking of Pug in his mistress's arms. کالسکه به راه افتاد دو خانمی‌که مانده بودند سفر به خیرگفتند و سک کوچولوی لیدی برترام هم‌که بغلش بود پارمن‌کرد. mizan_test_en_fa Their road was through a pleasant country; جاده از جاهای خوش منظره‌ای می‌گذشت. mizan_test_en_fa and Fanny, whose rides had never been extensive, was soon beyond her knowledge, فانی که هیچ وقت موقع اسب‌سواری زیاد از خانه دور نشده بود خیلی زود هوش از سرش برد. mizan_test_en_fa and was very happy in observing all that was new, and admiring all that was pretty. با خوشحالی به همه این مناظر جدید نگاه می‌کرد و از همه چیزهای قشنگ خوشش می‌آمد. mizan_test_en_fa Her own thoughts and reflections were habitually her best companions; افکار و اندیشه‌هایش همیشه بهترین مصاحب او بودند. mizan_test_en_fa and, in observing the appearance of the country, the bearings of the roads, the difference of soil, the state of the harvest, the cottages, the cattle, the children, she found entertainment that could only have been heightened by having Edmund to speak to of what she felt. به مناظر که نگاه می‌کرد، پیچ و خم جاده‌ها، احشام، کودکان، دلش می‌خواست ادموند کنارش بود و احساسش را به او می‌گفت. mizan_test_en_fa That was the only point of resemblance between her and the lady who sat by her: این تنها وجه مشترک فانی با خانمی بود که کنارش نشسته بود. mizan_test_en_fa in everything but a value for Edmund, Miss Crawford was very unlike her. بله، غیر از این محبت به ادموند، او هیچ وجه مشترکی با دوشیزه فرافرد نداشت. mizan_test_en_fa She had none of Fanny's delicacy of taste, of mind, of feeling; دوشیزه فرافرد ظرافت طبع، دوق و تحه، و احساسات فانی را نداشت. mizan_test_en_fa she saw Nature, inanimate Nature, with little observation; her attention was all for men and women, her talents for the light and lively. او هم به مناظر طبیعی نگاه می‌کرد، اما مناظر طبیعی برایش روح و جان نداشت و دقت هم نمی‌کرد فقط به مردها و زن‌ها دقت می‌کرد و به چیزهای سبک و پرجنب‌وجوش توجه داشت. mizan_test_en_fa In looking back after Edmund, however, when there was any stretch of road behind them, or when he gained on them in ascending a considerable hill, they were united, and a ;there he is; broke at the same moment from them both, more than once. اما وقتی منظره جاده پشت سرشان مایتچی می‌شد، یا وقتی ادموند از تپه‌ای بالا می‌رفت و چشمشان به او می‌افتاد، هم فانی و هم دوشیزه کرافرد به ادموند نگاه می‌کردند و هر دو با هم می‌گفتند آنجاست ‌ ‌. بارها اینطور شد. mizan_test_en_fa For the first seven miles Miss Bertram had very little real comfort: تا هفت مایل دوشیزه برترام واقعا آرام و قرار نداشت. mizan_test_en_fa her prospect always ended in Mr. Crawford and her sister sitting side by side, full of conversation and merriment; مدام می‌دید که خواهرش کنار آقای کرافرد گل می‌کوبد و گل می‌شنود. mizan_test_en_fa and to see only his expressive profile as he turned with a smile to Julia, or to catch the laugh of the other, وقتی قیافه آقای کرافرد را می‌دید که برمی‌گردد و به جولیا لبخند می‌زند، یا وقتی صدای خنده جولیا را می‌شنید، mizan_test_en_fa was a perpetual source of irritation, which her own sense of propriety could but just smooth over. واقعا آزرده می‌شد، و فقط به خاطر رعایت ادب و نزاکت بود که جلو خودش را می‌گرفت. mizan_test_en_fa When Julia looked back, it was with a countenance of delight, and whenever she spoke to them, it was in the highest spirits: جولیا وقتی به عقب برمی‌گشت و نگاه می‌کرد قیافه‌اش یکپارچه شادی و رضایت بود، و هر وقت هم که چیزی به بقیه می‌گفت جز شادی و خوشحالی نبود. mizan_test_en_fa ;her view of the country was charming, she wished they could all see it,; etc. می‌گفت چه منظره جذابی مقابلش می‌بیند، کاش بقیه هم می‌توانستند همان طور ببینند، و غیره mizan_test_en_fa ; but her only offer of exchange was addressed to Miss Crawford, as they gained the summit of a long hill, ، اما فقط یک بار جایش را تعارف‌کرد، آن هم به دوشیزه‌کرافرد، موقعی‌که به بالای یک تپه بلند رسیدند. mizan_test_en_fa and was not more inviting than this: ;Here is a fine burst of country. تازه، در این موقع هم فقط‌گفت: حالا ناگهان‌کل منطقه دیده می‌شود. mizan_test_en_fa I wish you had my seat, but I dare say you will not take it, let me press you ever so much, کان می‌آمدی جای من می‌نشبشی، ولی فکر نمی‌کنم بیایی، اصرارم بی‌فایده است. mizan_test_en_fa and Miss Crawford could hardly answer before they were moving again at a good pace. دوشیزه کرافرد هم جوابی نمی‌توانست بدهد، چون بار دیگر به سرازبری افتاده بودند و کالسکه سرعت گرفته بود. mizan_test_en_fa She could not tell Miss Crawford that ;those woods belonged to Sotherton,; وقتی به دوشیزه کرافرد می‌گفت که آن جنگل جزو ساترتن است mizan_test_en_fa she could not carelessly observe that ;she believed that it was now all Mr. Rushworth's property on each side of the road,; without elation of heart; و یا وقتی بی‌محابا می‌گفت که دو طرف جاده هرچه هست مال آقای راشورث است خودبه‌خود ته دلش احساس غرور می‌کرد. mizan_test_en_fa and it was a pleasure to increase with their approach to the capital freehold mansion, and ancient manorial residence of the family, with all its rights of court leet and court baron. وقتی به عمارت اصلی اربابی و اقامتگاه قدیمی خانواده رسیدند که تمام حقوق و امتیازات کورت لیت وکورت بارون را داشت، این احسان غرور به او لذتی بیش از پیش می‌داد. mizan_test_en_fa Miss Crawford was not slow to admire; دوشیزه کرافرد هم تندتند تعریف و تمجید می‌کرد. mizan_test_en_fa she pretty well guessed Miss Bertram's feelings, and made it a point of honour to promote her enjoyment to the utmost. کاملا احساسات دوشیزه برترام را درک می‌کرد و باعث افتخارش بود که به رضایت و خوشی او پروبال بدهد. mizan_test_en_fa Mrs. Norris was all delight and volubility; خانم نوریس حسابی کیفور بود و وراجی می‌کرد. mizan_test_en_fa and even Fanny had something to say in admiration, and might be heard with complacency. حتی فانی هم تعریف و تمجید می‌کرد و بقیه با نظر تایید به تعریف و تمجیدش گوش می‌دادند. mizan_test_en_fa Her eye was eagerly taking in everything within her reach; فانی با نگاهش هرچه را که می‌دید می‌بلعید. mizan_test_en_fa and after being at some pains to get a view of the house, وقتی با کلی زحمت بالاخره منظره خانه را دید، mizan_test_en_fa and observing that ;it was a sort of building which she could not look at but with respect,; گفت که این از آن نوع عمارت‌هاست که آدم وقتی نگاه می‌کند حالت ابهت دارد، mizan_test_en_fa she added, ;Now, where is the avenue? و بعد اضافه کرد: خب، ‌، آن معبر کجاست؟ mizan_test_en_fa After the business of arriving was over, it was first necessary to eat, بعد از آنکه تشریفات ورود انجام شد، لازم بود اول چیزی بخورند. mizan_test_en_fa and the doors were thrown open to admit them through one or two intermediate rooms into the appointed dining parlour, درها را بازگردند و همه از یکی دو اتاق تودرتو گذشتند و به سالن غذاخوری رسیدند، mizan_test_en_fa where a collation was prepared with abundance and elegance. که در آن غذای مختصری با ذوق و سلیقه کامل و به وفور روی میز چیده بودند. mizan_test_en_fa Mrs. Rushworth proposed that the chaise should be taken also; خانم راشورث پیشنهاد کرد کالسکه بزرگ را هم ببرند، mizan_test_en_fa but this was scarcely received as an amendment: اما این پیشنهاد چنگی به دل نمی‌زد، mizan_test_en_fa the young ladies neither smiled nor spoke. چون خانم‌های جوان نه لبخند زدند و نه چیزی گفتند. mizan_test_en_fa Her next proposition, of shewing the house to such of them as had not been there before, was more acceptable, پیشنهاد بعدی خانم راشورث این بود که خانه را به عده‌ای که قبلا ندیده بودند نشان بدهد این پیشنهاد قابل قبول‌تر بود، mizan_test_en_fa for Miss Bertram was pleased to have its size displayed, and all were glad to be doing something. چون هم دوشیزه برترام جین! خوشش می‌آمد که عظمت آنجا را به رخ دیگران بکشد و هم بقیه بدشان نمی‌آمد سرگرم بشوند. mizan_test_en_fa The whole party rose accordingly, and under Mrs. Rushworth's guidance were shewn through a number of rooms, all lofty, and many large, and amply furnished in the taste of fifty years back, به این ترتیب، همه بلند شدند و با راهنمایی خانم راشورث از اتاق‌ها بازدید کردند دیوارها بلند بودند اتاق‌ها بزرگ و پر از اسباب و اثاث پنجاه سال پیش. mizan_test_en_fa with shining floors, solid mahogany, rich damask, marble, gilding, and carving, each handsome in its way. کف اتاق‌ها برق می‌زد، چوب محکم ماهون، … پرده‌های مواج، مرمر، تذهیب‌کاری وکنده کاری، یکی از یکی قشنگ‌تر. mizan_test_en_fa but Mrs. Rushworth, who had been at great pains to learn all that the housekeeper could teach, جز خانم راشورث که با کلی زحمت و مشقت توضیحات و اوصاف آن‌ها را از سرایدار یادگرفته بود، mizan_test_en_fa and was now almost equally well qualified to shew the house. و حالا تقریبا با همان مهارت می‌توانست به بقیه توضیح بدهد. mizan_test_en_fa On the present occasion she addressed herself chiefly to Miss Crawford and Fanny, خطابش عمدتا به دوشیزه کرافرد و فانی بود، mizan_test_en_fa but there was no comparison in the willingness of their attention; اما دقت این دو نفر به اندازه هم نبود، mizan_test_en_fa for Miss Crawford, who had seen scores of great houses, and cared for none of them, had only the appearance of civilly listening, زبرا دوشیزه کرافرد خانه بزرگ زیاد دیده بود و این‌جور خانه‌ها برایش تازگی و جذابیتی نداشت و فقط برای رعایت ادب و نزاکت به حرف‌های خانم راشورث گون می‌داد، mizan_test_en_fa while Fanny, to whom everything was almost as interesting as it was new, attended with unaffected earnestness to all that درحالی‌که فانی همه چیز برایش جالب بود و تازگی داشت و با دقت و توجه خاصی به همه توضیحات خانم راشورث گوش می‌داد. mizan_test_en_fa Mrs. Rushworth could relate of the family in former times, its rise and grandeur, regal visits and loyal efforts, delighted to connect anything with history already known, or warm her imagination with scenes of the past. خانم راشورث هم از سوابق خانواده، شکوه و جلال آن، مهمانی‌های شاهانه و تلاشهای وطن پرستانه صحبت می‌کرد و دوست داشت هر چیزی را به تاربخ ربط بدهد و با یادآوری صحنه‌های گذشته به خیالات خود جان بیشتری ببخشد. mizan_test_en_fa and while Fanny and some of the others were attending Mrs. Rushworth, در همان حال که فانی و چند نفر دیگر به حرف‌های خانم راشورث گوش می‌دادند، mizan_test_en_fa Henry Crawford was looking grave and shaking his head at the windows. هنری کرافرد با حالتی جدی داشت کنار پنجره‌ها سرش را تکان می‌داد. mizan_test_en_fa Having visited many more rooms than could be supposed to be of any other use than to contribute to the window tax, and find employment for housemaids, خلاصه، آن‌قدر اتاق و پنجره دیدند که دیگر می‌توانستند عوارض پنجره و مالیات آن را هم حساب کنند ۱ و بفهمند که دوشیزه‌های خدمتکار چقدر کار و مسئولیت به گردن دارند. mizan_test_en_fa ;Now,; said Mrs. Rushworth, ;we are coming to the chapel, which properly we ought to enter from above, and look down upon; بعد، خانم راشورث گفت: حالا می‌رسیم به نمازخانه که قاعدتا می‌بایست از بالا می‌آمدیم و نگاهش می‌کردیم. mizan_test_en_fa but as we are quite among friends, I will take you in this way, if you will excuse me.; اما چون جمع ما خودمانی است، با اجازه شما من از این طرف راهنمایی‌تان می‌کنم. mizan_test_en_fa Fanny's imagination had prepared her for something grander than a mere spacious, oblong room, fitted up for the purpose of devotion: فانی خیال می‌کرد نمازخانه جایی بسیار باعظمت‌تر از یک اتاق مستطیل شکل باشد البته اتاق بزرگی بود اما با تصورات فانی در مورد مکان عبادت جور درنمی‌آمد … mizan_test_en_fa with nothing more striking or more solemn than the profusion of mahogany, and the crimson velvet cushions appearing over the ledge of the family gallery above. تمام شکوه و عظمتش خلاصه می‌شد به چوب ماهون مخمل ارغوانی که روی تاقچه نمازخانه خانوادگی دیده می‌شد. mizan_test_en_fa Here are no aisles, no arches, no inscriptions, no banners. نه صندلی‌های ردیف هم، نه طاق و گنبدی، نه نوشته و کتیبه‌ای، ‌، mizan_test_en_fa No banners, cousin, to be 'blown by the night wind of heaven. نه بیرق و علامتی بیرقی نیست که ’باد شبانگاهی بهشت بر آن بوزد"، mizan_test_en_fa ' No signs that a 'Scottish monarch sleeps below.'; علامتی در کار نیست که ’شاه اسکاتلند زبر آن بخوابد،. mizan_test_en_fa ;You forget, Fanny, how lately all this has been built, and for how confined a purpose, فانی، فراموش نکن که این‌جا را این اواخر ساخته‌اند، آن هم برای استفاده خصوصی. mizan_test_en_fa compared with the old chapels of castles and monasteries. نباید با نمازخانه‌های قدیمی قلعه‌ها و صومعه‌ها مقایسه‌اش کنی، ‌. mizan_test_en_fa It was only for the private use of the family. این را فقط برای استفاده خانوادگی ساخته‌اند. mizan_test_en_fa They have been buried, I suppose, in the parish church. به نظرم آن جور چیزها را توی‌کلیسای ناحیه قایم‌کرده‌اند. mizan_test_en_fa _There_ you must look for the banners and the achievements. آنجا باید دنبال علامت و بیرق و اینطور چیزها بگردی. mizan_test_en_fa ; ;It was foolish of me not to think of all that; من چه خرفت بودم که فکر می‌کردم همه چیز باید اینجا باشد. mizan_test_en_fa but I am disappointed.; ولی خب، ‌، توی ذوقم خورده. mizan_test_en_fa Before that period, as I understand, the pews were only wainscot; قبل از آن، تا جایی که من می‌دانم، نیمکت‌ها فقط تخته‌کوبی بودند. mizan_test_en_fa and family seat were only purple cloth; but this is not quite certain. نشستن خانواده هم فقط از پارچه بنفش بود البته مطمئن نیستم، ‌. mizan_test_en_fa ;It is a pity,; cried Fanny, ;that the custom should have been discontinued. فانی گفت: چه حیف که این رسم را ادامه ندادند. mizan_test_en_fa There is something in a chapel and chaplain so much in character with a great house, with one's ideas of what such a household should be! جزو چیزهای باارزش زمان سابق بود اصلا با تصور آدم از چنین خانه‌ای جور درمی‌آید! فکرش را بکنید، ‌ mizan_test_en_fa A whole family assembling regularly for the purpose of prayer is fine!; کل اعضای خانواده برای دعا دور هم جمع بشوند! چه عالی! mizan_test_en_fa ;It must do the heads of the family a great deal of good to force all the poor housemaids and footmen to leave business and pleasure, روسای خانواده باید کلی کلنجار بروند تا خدمتکارها و پادوها را مجبور کنند کاروبار و زندگی‌شان را ول‌کنند، mizan_test_en_fa and say their prayers here twice a day, while they are inventing excuses themselves for staying away.; و روزی دو بار اینجا جمع بشوند دعا بخوانند و آن‌ها هم مدام عذر و بهانه بیاورند و جیم بشوند. mizan_test_en_fa and if the good people who used to kneel and gape in that gallery could have foreseen that the time would ever come when men and women might lie another ten minutes in bed, فرض کنید آدم‌های خوب بیایند وتوی این نمازخانه زانو بزنند و خمیازه بکشند! چه فایده؟ اگر ده دقیقه بیشتر توی رختخواب دراز می‌کشیدند بدون سردرد از جا بلند می‌شدند. mizan_test_en_fa when they woke with a headache, without danger of reprobation, because chapel was missed, they would have jumped with joy and envy. اگر فکر می‌کردند به خاطر نرسیدن به دعای نمازخانه کسی سرزنش‌شان نمی‌کند، مسلما با نشاط و طراوت بیشتری از خواب بیدار می‌شدند. mizan_test_en_fa The young Mrs. Eleanors and Mrs. Bridgets starched up into seeming piety, خانم الینورها و خانم بریجت‌های جوان … با آن قیافه زاهدانه‌ای که می‌گرفتند، mizan_test_en_fa but with heads full of something very different اما توی سرشان فکرهای دیگری بود … mizan_test_en_fa especially if the poor chaplain were not worth looking at and, مخصوصا اگر کشیش بیچاره هم زنخت و قیافه‌ای نداشت … فکرش را بکنید … mizan_test_en_fa in those days, I fancy parsons were very inferior even to what they are now. آن روزها ظاهرا ولی‌نعمت‌ها خیلی کوته فکرتر از حالا بودند. mizan_test_en_fa ; For a few moments she was unanswered. تا چند لحظه کسی جوابی نداد. mizan_test_en_fa Fanny coloured and looked at Edmund, but felt too angry for speech; فانی رنگبه‌رنگ شد و به ادموند نگاه کرد، اما آن‌قدر عصبانی بود که چیزی نگفت. mizan_test_en_fa and he needed a little recollection before he could say, ;Your lively mind can hardly be serious even on serious subjects. ادموند هم کمی مکث کرد و بعد گفت: ذهن فعال و پرجنب‌وجوش شما باعث می‌شود که حتی در مسائل جدی هم کمی شوخی کنید. mizan_test_en_fa We must all feel _at_ _times_ the difficulty of fixing our thoughts as we could wish; همه ما می‌دانیم که گاهی نمی‌شود افکارمان را آن طور که دلمان می‌خواهد متمرکز کنیم دشوار است. mizan_test_en_fa but if you are supposing it a frequent thing, that is to say, a weakness grown into a habit from neglect, اما اگر به نظر شما همیشه این طور است، یعنی یک نقطه‌ضعف و غفلت تبدیل می‌شود به عادت، mizan_test_en_fa what could be expected from the _private_ devotions of such persons? آن وقت از عبادت و دعای خصوصی چنین آدم‌هایی چه انتظاری می‌شود داشت؟ mizan_test_en_fa ;The mind which does not struggle against itself under _one_ circumstance, would find objects to distract it in the _other_, I believe; به نظر من، ذهنی که در یک وضع و حال با خودش کلنجار نمی‌رود، در بقیه اوضاع و احوال چیزهایی باعث پریشانی‌اش خواهد شد. mizan_test_en_fa and the influence of the place and of example may often rouse better feelings than are begun with. جا و مکان و راهنما ممکن است خیلی وقت‌ها احساس‌هایی به وجود بیاوردکه اولش وجود نداشته. mizan_test_en_fa While this was passing, the rest of the party being scattered about the chapel, در این موقع، بقیه توی نمازخانه پخش شده بودند. mizan_test_en_fa Julia called Mr. Crawford's attention to her sister, by saying, ;Do look at Mr. Rushworth and Maria, جولیا توجه آقای کرافرد را به خواهر خود جلب‌کرد و گفت: به آقای راشورث و ماریا نگاه کنید. mizan_test_en_fa standing side by side, exactly as if the ceremony were going to be performed. جفت هم طوری ایستاده‌اند که انگار آماده اجرای مراسم هستند. mizan_test_en_fa Mr. Crawford smiled his acquiescence, and stepping forward to Maria, said, in a voice which she only could hear, آقای کرافرد به علامت تایید لبخندی زد و یک قدم به طرف ماریا رفت و با صدایی که فقط ماریا می‌توانست بشنود گفت: mizan_test_en_fa ;I do not like to see Miss Bertram so near the altar.; خوشم نمی‌آید دوشیزه برترام را این‌قدر جفت محراب ببینم. mizan_test_en_fa Starting, the lady instinctively moved a step or two, دوشیزه خانم یکه خورد بی‌اختیار یکی دو قدم جابه‌جا شد. mizan_test_en_fa but recovering herself in a moment, affected to laugh, and asked him, in a tone not much louder, ;If he would give her away?; اما زود به خود آمد زورکی خندید و با صدایی به همان آهستگی گفت: مگر می‌توانید کنارم بکشید؟ ‌ mizan_test_en_fa ;Upon my word, it is really a pity that it should not take place directly, راستش، واقعا حیف‌که همین جا اجرا نمی‌شود mizan_test_en_fa if we had but a proper licence, for here we are altogether, and nothing in the world could be more snug and pleasant. فقط اجازه‌اش را نداربم، وگرنه همه این‌جا جمع بودیم وکاری بهتر و مناسب‌تر از این توی دنیا نبود. mizan_test_en_fa ; And she talked and laughed about it with so little caution as to catch the comprehension of Mr. Rushworth and his mother, چنان بی‌محابا حرف زد و خنده سر داد که توجه آقای راشورث و مادرش را هم جلب‌کرد، mizan_test_en_fa and expose her sister to the whispered gallantries of her lover, و باعث شد نامزد خواهرش زبر گوشش پچ‌پچ کند. mizan_test_en_fa while Mrs. Rushworth spoke with proper smiles and dignity of its being a most happy event to her whenever it took place. خانم راشورث هم با لبخند و متانت گفت که هر وقت چنین مراسمی سر بگیرد فرخنده‌تربن واقعه برای اوست. mizan_test_en_fa ;If Edmund were but in orders! ; cried Julia جولیا گفت: اگر ادموند کشیش شده بود! mizan_test_en_fa , and running to where he stood with Miss Crawford and Fanny: و دوند به طرفی که ادموند و دوشیزه کرافرد و فانی ایستاده بودند، mizan_test_en_fa ;My dear Edmund, if you were but in orders now, you might perform the ceremony directly. و ادامه داد: ادموند عزیز، اگر لباس کشیشی‌ات را پوشیده بودی می‌توانستی همین جا مراسم را اجرا کنی. mizan_test_en_fa Miss Crawford, rallying her spirits, and recovering her complexion, دوشیزه کرافرد حواسش را جمع کرد و به خود آمد. mizan_test_en_fa replied only, ;If I had known this before, I would have spoken of the cloth with more respect,; فقط گفت: اگر این قضیه را می‌دانستم با احترام بیشتری از کسوت روحانیت حرف می‌زدم. mizan_test_en_fa and turned the subject. بعد هم موضوع را عوض کرد. mizan_test_en_fa Miss Bertram, displeased with her sister, led the way, دوشیزه برترام، دلخور از خواهرش، اول از همه از نمازخانه خارج شد. mizan_test_en_fa and all seemed to feel that they had been there long enough. بقیه هم که احساس می‌کردند به قدر کافی آنجا بوده‌اند پشت سرش خارج شدند. mizan_test_en_fa The lower part of the house had been now entirely shewn, and Mrs. Rushworth, never weary in the cause, خانم راشورث طبقه پایین عمارت را به مهمان‌ها نشان داده بود، اما چون از این کار خسته نمی‌شد، mizan_test_en_fa would have proceeded towards the principal staircase, and taken them through all the rooms above, if her son had not interposed with a doubt of there being time enough. می‌خواست به طرف پلکان اصلی برود و اتاق‌های طبقه بالا را نیز به مهمان‌ها نشان بدهد که پسرش آمد و گفت مهمان‌ها شاید وقت کم بیاورند. mizan_test_en_fa ;For if,; said he, with the sort of self evident proposition which many a clearer head does not always avoid, با لحنی که انگار کاملا بدیهی است و آدم‌های زرنگ‌تر از او نیز ناچارند بپذیرند، به مادرش گفت: mizan_test_en_fa ;we are _too_ long going over the house, we shall not have time for what is to be done out of doors. می‌دانید که، اگر زیاد در خانه بمانیم آن وقت فرصت پیدا نمی‌کنیم به کارهای بیرون برسیم. mizan_test_en_fa and Mrs. Norris was beginning to arrange by what junction of carriages and horses most could be done, when the young people, meeting with an outward door, خانم نوریس داشت می‌گفت با چه کالسکه‌ها و اسب‌هایی بروند بهتر است که جوان‌ها به دری رسیدند mizan_test_en_fa temptingly open on a flight of steps which led immediately to turf and shrubs, and all the sweets of pleasure grounds, as by one impulse, که به پلکانی باز می‌شد و یک راست به چمن‌ها و بوته‌ها و مناظر دلپذیر تفرجگاه می‌رفت. mizan_test_en_fa one wish for air and liberty, all walked out. این بود که خودبه‌خود، برای هواخوری وگشت‌وگذار از همان در خارج شدند و بیرون رفتند. mizan_test_en_fa ;Suppose we turn down here for the present,; said Mrs. Rushworth, civilly taking the hint and following them. خانم راشورث با ادب و نزاکت سررشته را به دست گرفت و دنبال‌شان راه افتاد و گفت: خوب است عجالتا این‌جا را ببینیم. mizan_test_en_fa ;Here are the greatest number of our plants, and here are the curious pheasants.; بیشترین گل و گیاه ما این‌جاست قرقاول‌های عجیب‌وغریب ما هم این‌جاست. mizan_test_en_fa ;James,; said Mrs. Rushworth to her son, ;I believe the wilderness will be new to all the party. خانم راشورث به پسرش گفت: ‌ جیمز، به نظرم این طبیعت بکر برای همه مهمان‌ها جالب است، mizan_test_en_fa The Miss Bertrams have never seen the wilderness yet.; ‌ دوشیزه برترام‌ها تا به حال این طبیعت وحشی را ندیده‌اند. mizan_test_en_fa The lawn, bounded on each side by a high wall, محوطه چمن، که از هر طرف به حصار بلندی محدود می‌شد، mizan_test_en_fa contained beyond the first planted area a bowling green, and beyond the bowling green a long terrace walk, backed by iron palisades, بعد از اولین قسمت کاشته شده یک فرورفتگی داشت و بعد از این فرورفتگی نوبت می‌رسید به معبر صاف و درازی که حصارهای آهنی داشت، mizan_test_en_fa and commanding a view over them into the tops of the trees of the wilderness immediately adjoining. و بر فراز آن‌ها نوک درخت‌های آن طبیعت بکر در همان نزدیکی دیده می‌شد. mizan_test_en_fa Edmund, Miss Crawford, and Fanny, who seemed as naturally to unite, and who, after a short participation of their regrets and difficulties, left them and walked on. ادموند و دوشیزه کرافرد و فانی هم خودبه‌خود یک دسته شدند و بعد از کمی صحبت و شرکت در حرف‌هایی که از مشکلات و ندانم‌کاری‌ها می‌زدند آن‌ها را به حال خودشان گذاشتند و راه خود را ادامه دادند. mizan_test_en_fa for Julia, whose happy star no longer prevailed, was obliged to keep by the side of Mrs. Rushworth, جولیا که دیگر ستاره بختش نمی‌دمید مجبور بود کنار خانم راشورث بماند، mizan_test_en_fa and restrain her impatient feet to that lady's slow pace, و قدم‌های عجول خود را با گام‌های آهسته این خانم سازگار کند، mizan_test_en_fa while her aunt, having fallen in with the housekeeper, who was come out to feed the pheasants, was lingering behind in gossip with her. درحالی‌که خاله‌اش داشت با سرایدار حرف می‌زد که آمده بود به قرقاول‌ها غذا بدهد و با او گرم گپ و صحبت و غیبت بود. mizan_test_en_fa Poor Julia, the only one out of the nine not tolerably satisfied with their lot, was now in a state of complete penance, and as different from the Julia of the barouche box as could well be imagined. طفلکی جولیا، بین آن نه نفر از همه بدشانس‌تر بود و حالا داشت کفاره آن عیشی را پس می‌داد که توی کالسکه نصیبش شده بود و هیچ فکر نمی‌کرد به چنین فلاکتی بینجامد. mizan_test_en_fa The politeness which she had been brought up to practise as a duty made it impossible for her to escape; ادب و نزاکتی که یادگرفته بود و با آن بار آمده بود و اصلا وظیفه‌اش به حساب می‌آمد، اجازه نمی‌داد از این وضع فرارکند. mizan_test_en_fa while the want of that higher species of self command, that just consideration of others, that knowledge of her own heart, اما چون خوبشتن‌داری و بردباری نداشت، ملاحظه حال دیگران را نمی‌کرد، مهار دل خود را به دست نداشت، mizan_test_en_fa that principle of right, which had not formed any essential part of her education, made her miserable under it. اصولی را هم که جزو تربیتش نبود نمی‌شناخت، بله، به همین علت احساس فلاکت می‌کرد. mizan_test_en_fa The door, however, proved not to be locked, and they were all agreed in turning joyfully through it, and leaving the unmitigated glare of day behind. وقتی یک بار آن زمین مسطح را دور زدند و بار دیگر در وسط آن به دری رسیدند که به آن طبیعت بکر باز می‌شد، اما در قفل نبود همه قبول کردند که به خیر و خوشی از در عبور کنند و از آفتاب داغ در امان بمانند. mizan_test_en_fa A considerable flight of steps landed them in the wilderness, which was a planted wood of about two acres, and though chiefly of larch and laurel, از چند پله پایین رفتند و به آن طبیعت بکر رسیدند که حدود دوایر جنگل بود بیشترش کاج و درخت غار بود. mizan_test_en_fa and beech cut down, and though laid out with too much regularity, was darkness and shade, درخت‌های راش را زده بودند با این که طرز درخت‌کاری نسبتا منظم و با حساب و کتاب بود، باز همه جا سایه‌سار و تاربک بود، mizan_test_en_fa and natural beauty, compared with the bowling green and the terrace. و زببایی طبیعی‌اش در مقایسه با آن محوطه سراسر چمن و آن محوطه مسطح به چشم می‌آمد. mizan_test_en_fa But I cannot call that situation nothing which has the charge of all that is of the first importance to mankind, individually or collectively considered, temporally and eternally, ولی من این را هیچ نمی‌خوانم، چون مسئولیت و بارهایی را به عهده می‌گیرد که برای انسان‌ها، چه تک‌تک‌شان و چه مجموع‌شان، چه در دنیا و چه در آخرت، اهمیت درجه اول دارد … mizan_test_en_fa which has the guardianship of religion and morals, and consequently of the manners which result from their influence. یعنی پاسداری از دین و اخلاق، و همین طور رفتارهایی که از تاثیر دین و اخلاق ناشی می‌شود. mizan_test_en_fa If the man who holds it is so, it is by the neglect of his duty, by foregoing its just importance, کسی که چنین مسئولیتی می‌پذیرد موقعی هیچ می‌شود که وظیفه‌اش را فراموش کند، mizan_test_en_fa and stepping out of his place to appear what he ought not to appear.; اهمیت کار من را نادیده بگیرد و در انظار طوری رفتار کند که نباید بکند. mizan_test_en_fa How can two sermons a week, even supposing them worth hearing, supposing the preacher to have the sense to prefer Blair's to his own, do all that you speak of? دو بار وعظ و موعظه در هفته، به فرضیه به شنیدنش بپردازد، به فرض که واعظ به جای حرف‌های خودش از موعظه‌های بلرا استفاده کند، چه طور این تاثیری را می‌گذارد که شما می‌گویید و رفتار این همه آدم را تا آخر هفته تنظیم و اصلاح می‌کند؟ mizan_test_en_fa It is not there that respectable people of any denomination can do most good; and it certainly is not there that the influence of the clergy can be most felt. در این جور شهرها آدم‌های محترم و آبرومند از هر فرقه‌ای که پاشند در امور خیر دست بالا را ندارند تاثیر و نفوذ کشیش هم در این شهرها زیاد احسان نمی‌شود. mizan_test_en_fa A fine preacher is followed and admired; but it is not in fine preaching only that a good clergyman will be useful in his parish and his neighbourhood, اگر کسی خوب موعظه کند و خطبه بخواند، همه خوششان می‌آید و تبعیت می‌کنند، اما کشیش خوب که فقط با وعظ و خطابه به بخش و ناحیه خودش خیر نمی‌رساند. mizan_test_en_fa where the parish and neighbourhood are of a size capable of knowing his private character, and observing his general conduct, which in London can rarely be the case. خود آن بخش و ناحیه هم باید در حد و اندازه‌ای باشد که شخصیت کشیش را بشناسند و رفتارش را ببینند، درحالی‌که در لندن بعید است این امکان وجود داشته باشد. mizan_test_en_fa And with regard to their influencing public manners, Miss Crawford must not misunderstand me, اگر رفتار اجتماعی تاثیرگذارشان را در نظر بگیریم، دوشیزه کرافرد حتما منظورم را متوجه می‌شوند. mizan_test_en_fa or suppose I mean to call them the arbiters of good breeding, the regulators of refinement and courtesy, the masters of the ceremonies of life. می‌توانید تصور کنید که من کشیش‌ها را قاضی رفتارهای خوب، تنظیم‌کننده اصلاح و تربیت و ادب و نزاکت، و گرداننده آداب و مراسم زندگی انسان‌ها می‌دانم. mizan_test_en_fa The _manners_ I speak of might rather be called _conduct_, perhaps, the result of good principles; the effect, in short, رفتاری که گفتم، شاید بهتر باشد اسمش را بگذارپم هدایت و منش، که احثمالا نتیجه اصول صحیح اخلاقی است. mizan_test_en_fa of those doctrines which it is their duty to teach and recommend; خلاصه، نتیجه تعلیماتی است که روحانیان وظیفه دارند بیاموزانند و ابلاغ کنند. mizan_test_en_fa Fanny made the first interruption by saying, ;I wonder that I should be tired with only walking in this sweet wood; فانی اولین کسی بود که سکوت را شکست، و گفت: عجیب است که با همین یک ذره قدم‌زدن در این جنگل دلنواز این قدر خسته شده‌ام. mizan_test_en_fa but the next time we come to a seat, if it is not disagreeable to you, I should be glad to sit down for a little while.; به یک جای نشستن که برسیم اگر موافق پاشید، بدم نمی‌آید کمی بنشینیم. با این حال، بازوی ادموند را گرفت. mizan_test_en_fa ; She took it, however, as she spoke, and the gratification of having her do so, of feeling such a connexion for the first time, made him a little forgetful of Fanny. خوشحالی ادموند از این‌کار و احسان خوشی‌که از این نخستین تماس به او دست داد، باعث شدکمی از فکر فانی دربیاید. mizan_test_en_fa We have taken such a very serpentine course, and the wood itself must be half a mile long in a straight line, مسیری که رفته‌ایم ییچ‌واییچ بوده خود این جنگل در خط مستقیم نیم مایل طول دارد. mizan_test_en_fa for we have never seen the end of it yet since we left the first great path.; تازه، از اولین معبر عربض که گذشتیم هنوز آخر جنگل را ندیدیم. mizan_test_en_fa I know nothing of your furlongs, but I am sure it is a very long wood, and that we have been winding in and out ever since we came into it; من از این طول و فاصله‌هایی که می‌کنید سر در نمی‌آورم، فقط می‌دانم که جنگل بزرگی است از وقتی هم که وارد جنگل شده‌ایم مدام به طرف خارج و داخل ییچیده‌ایم. mizan_test_en_fa and therefore, when I say that we have walked a mile in it, I must speak within compass.; پس، وقتی می‌کنم یک مایل راه رفته‌ایم منظورم این است که توی همین محدوده این راه را رفته‌ایم. mizan_test_en_fa A few steps farther brought them out at the bottom of the very walk they had been talking of; چند قدم بعد به ته همان معبری رسیدند که موضوع صحبتشان بود. mizan_test_en_fa and standing back, well shaded and sheltered, and looking over a ha ha into the park, was a comfortable sized bench, on which they all sat down. کمی عقب‌تر، توی سایه، پر سرپناه، مشرف به پرچینی روبه پارک، ‌، نیمکت جاداری بود که هر سه روبش نشستند. mizan_test_en_fa ;That she should be tired now, however, gives me no surprise; for there is nothing in the course of one's duties so fatiguing as what we have been doing this morning: با این حال، من تعجب نمی‌کنم‌که ایشان خسته شده‌اند کارهای امروزمان واقعا هم خسته‌کننده بوده.. mizan_test_en_fa seeing a great house, dawdling from one room to another, م دیدن یک خانه بزرگ، سلانه‌سلانه رفتن از این اتاق به آن اتاق، ‌. mizan_test_en_fa straining one's eyes and one's attention, مدام به چشم و فکرمان فشار آورده‌ایم … mizan_test_en_fa hearing what one does not understand, به چیزهایی گوش دادیم‌که معنی‌شان را نمی‌دانستیم … mizan_test_en_fa admiring what one does not care for. از چیزهایی تع و تمجیدکردیم‌که برای ما اهمیتی نداشت. … کلافه و خسته شده. mizan_test_en_fa ;I shall soon be rested,; said Fanny; فانی گفت: من خستگی‌ام زود درمی‌رود. mizan_test_en_fa ;to sit in the shade on a fine day, and look upon verdure, is the most perfect refreshment.; نشستن در این سایه، این هوای خوب، تماشای مناظر سرسبز، این‌ها حسابی حال آدم را جا می‌آورد. mizan_test_en_fa They would go to one end of it, in the line they were then in قرار شد به یک سر جنگل بروند … از همان راهی که در آن بودند، mizan_test_en_fa for there was a straight green walk along the bottom by the side of the ha ha and perhaps turn a little way in some other direction, if it seemed likely to assist them, چون در آن پایین، کنار پرچین، گذرگاه مستقیمی بود که پوشیده از چمن بود ‌. بعد هم شاید کمی به یک طرف دیگر بپیچند … البته اگر کمکی می‌کرد … mizan_test_en_fa and be back in a few minutes. و چند دقیقه بعد هم برگردند. mizan_test_en_fa Edmund urged her remaining where she was with an earnestness which she could not resist, ادموند به فانی گفت که بهتر است همان جا استراحت کند و طوری اصرار کرد که فانی نمی‌توانست مقاومت کند، mizan_test_en_fa and she was left on the bench to think with pleasure of her cousin's care, فانی را روی نیمکت به حال خود گذاشتند تا از این‌همه توجه و رسیدگی پسرخاله‌اش احساس رضایت کند، mizan_test_en_fa but with great regret that she was not stronger. ، اما فانی درعین‌حال افسوس می‌خورد که چرا جسمش قوی‌تر نیست. mizan_test_en_fa A quarter of an hour, twenty minutes, passed away, and Fanny was still thinking of Edmund, Miss Crawford, and herself, without interruption from any one. پانزده دقیقه گذشت، بیست دقیقه گذشت، و فانی هنوز در خلوت داشت به ادموند، دوشیزه کرافرد و خودش فکر می‌کرد رفته‌رفته تعجب کرد از اینکه این‌همه مدت او را به حال خود رها کرده‌اند. mizan_test_en_fa ;Miss Price all alone; and ;My dear Fanny, how comes this? ; were the first salutations. اولین چیزی که گفتند جز اظهار شب نبود: دوشیزه پرایس، ‌، تک و تنها؟ ‌ و فانی عزیز، این جا چه می‌کنی؟ mizan_test_en_fa She told her story. ‌ فانی قضیه را تعریف کرد mizan_test_en_fa first by her, and then by Mr. Rushworth, whose principal business seemed to be to hear the others, اول دوشیزه برترام موافقت می‌کرد و سپس آقای راشورث که کار اصلی‌اش انگار شنیدن حرف دیگران بود، mizan_test_en_fa and who scarcely risked an original thought of his own beyond a wish that they had seen his friend Smith's place. و به ندرت دل به دربا می‌زد و نظر تازه‌ای از خودش می‌داد، جز اینکه کاهی می‌گفت کاش بقیه هم بودند و ملک دوستش، اسمیت، را دیده بودند. mizan_test_en_fa After some minutes spent in this way, Miss Bertram, observing the iron gate, expressed a wish of passing through it into the park, چند دقیقه به این منوال گذشت بعد دوشیزه برترام دروازه آهنی را دید و دلش خواست از آنجا وارد پارک بشود. mizan_test_en_fa that their views and their plans might be more comprehensive. لابد آنجا طرح‌ها و فکرهایشان بسط بیشتری پیدا می‌کرد. mizan_test_en_fa It was the very thing of all others to be wished, it was the best, این درست همان چیزی بود که بقیه هم دلشان می‌خواست. اصلا بهترین کار همین بود. mizan_test_en_fa it was the only way of proceeding with any advantage, in Henry Crawford's opinion; به نظر هنری کرافرد، این تنها راه رسیدن به یک فکر مفید بود. mizan_test_en_fa Mr. Rushworth wished he had brought the key; آقای راشورث گفت که کاش کلید با خودش آورده بود. mizan_test_en_fa he had been very near thinking whether he should not bring the key; اصلا قبلش فکر کرده بود کلید با خودش بیاورد. mizan_test_en_fa he was determined he would never come without the key again; تصمیم گرفت دیگر بدون کلید پایش را آنجا نگذارد. mizan_test_en_fa but still this did not remove the present evil. ولی، خب، همه این حرف‌ها بی‌فایده بود و کاری نمی‌شد کرد. mizan_test_en_fa or I think you might with little difficulty pass round the edge of the gate, here, with my assistance; وگرنه بدون زحمت زیاد می‌توانید از کنار این دروازه عبور کنید، این‌جا، با کمک من. mizan_test_en_fa I think it might be done, if you really wished to be more at large, and could allow yourself to think it not prohibited.; به نظرم می‌شود، به شرطی که راحت‌تر بگیر و فکر نکنید ممنوع است. mizan_test_en_fa Her cousin was safe on the other side while these words were spoken, and, smiling with all the good humour of success, she said, اما دخترخاله فانی دیگر رفته بود آن طرف حصار، و درحالی‌که لبخند فاتحانه‌ای به لب داشت، می‌گفت: mizan_test_en_fa ;Thank you, my dear Fanny, but I and my gown are alive and well, and so good bye.; متشکرم، فانی عنبر، ولی هم خودم سالمم، هم لباسم. خداحافظ. mizan_test_en_fa She expected Mr. Rushworth, but it was Julia, who, hot and out of breath, فانی انتظار داشت آقای راشورث را ببیند، اما نه، جولیا بود، خیس عرق و نفس زنان. mizan_test_en_fa and with a look of disappointment, cried out on seeing her, ;Heyday! با قیافه ناراحت، به محض اینکه فانی را دید فریاد زد: عجب! mizan_test_en_fa This was a most unjust reflection, but Fanny could allow for it, and let it pass: نهایت بی‌انصافی بود، ولی فانی چیزی نگفت فکر کرد می‌گذرد. mizan_test_en_fa Julia was vexed, and her temper was hasty; but she felt that it would not last, جولیا ناراحت بود، خلق و خوبش ناآرام بود، ولی فانی فکر کرد این حالت جولیا زودگذر است. mizan_test_en_fa He was posting away as if upon life and death, داشت طوری ماموربتش را انجام می‌داد که انگار قضیه مرگ و زندگی بود. mizan_test_en_fa and could but just spare time to tell us his errand, and where you all were.; فقط یک لحظه ایستاد تا بکوبد دنبال چه نخود سیاهی رفته و شماها کجایید. mizan_test_en_fa The mother I could not avoid, as long as my tiresome aunt was dancing about with the housekeeper, but the son I _can_ get away from.; تا وقتی‌که خاله جان کلافه کننده‌ام داشت با سرایدار چرخ می‌زد، من نمی‌توانستم از دست آن مادر خلاص بشوم، ولی از دست پسرش که می‌توانم در بروم. mizan_test_en_fa And she immediately scrambled across the fence, and walked away, not attending to Fanny's last question of whether she had seen anything of Miss Crawford and Edmund. بعد، بلافاصله، از حصار گذشت و به راه افتاد و سوال آخر فانی را هم نشنید که پرسیده بود آیا دوشیزه کرافرد و ادموند را دیده یا نه، ‌. mizan_test_en_fa The sort of dread in which Fanny now sat of seeing Mr. Rushworth prevented her thinking so much of their continued absence, however, as she might have done. فانی چنان دلشوره‌ای از دیدن آقای راشورث داشت که به غیبت طولانی دوشیزه کرافرد و ادموند فکر نکرد، یا آن طور که باید و شاید فکر نکرد. mizan_test_en_fa He joined her within five minutes after Julia's exit; پنج دقیقه بعد از رفتن جولیا، آقای راشورث آمد. mizan_test_en_fa and though she made the best of the story, he was evidently mortified and displeased in no common degree. فانی به بهترین شکلی که می‌توانست ماجرا را برایش شرح داد، اما به‌هرحال، شب و ناراحتی آقای راشورث بیش از حد بود. mizan_test_en_fa ;Nothing could be more obliging than your manner, I am sure, شکی نیست‌که رفتار شما کاملاصحیح بوده. mizan_test_en_fa and I dare say you walked as fast as you could; به نظرم خیلی هم سریع رفتید. mizan_test_en_fa but still it is some distance, you know, from this spot to the house, quite into the house; اما خب، می‌دانیدکه، از این‌جا تا خانه فاصله کمی نیست. تازه شما می‌بایست بروبد توی خانه. mizan_test_en_fa and when people are waiting, they are bad judges of time, آدم‌ها موقعی‌که منتظر هستند زمان را درست تشخیص نمی‌دهند. mizan_test_en_fa and every half minute seems like five.; هر نیم دقیقه به نظرشان پنج دقیقه می‌رسد. mizan_test_en_fa ; Fanny thought she discerned in his standing there an indication of relenting, which encouraged her to another attempt, فانی این حالت آقای راشورث را نوعی تردید و آمادگی برای رفتن تعبیر کرد، و به خاطر همین هم به خودش جرئتی داد تا بار دیگر او را به رفتن تشویق کند. mizan_test_en_fa and she said, therefore, ;It is a pity you should not join them. گفت: حیف است نزدشان نروند. mizan_test_en_fa They expected to have a better view of the house from that part of the park, and will be thinking how it may be improved; فکر می‌کردند از آن قسمت پارک بهتر می‌توانند نمای عمارت را ببینند و درباره نوسازی و اصلاح منظره نظر بهتری بدهند. mizan_test_en_fa and nothing of that sort, you know, can be settled without you.; خودتان هم می‌دانید که بدون حضور شما هیچ تصمیم و نتیجه‌ای گرفته نمی‌شود. mizan_test_en_fa Mr. Rushworth was worked on. ;Well,; said he, ;if you really think I had better go: آقای راشورث مجاب شد و گفت: بسیار خوب، حالاکه شما نظرتان این است‌که من بروم، خب، باشد. mizan_test_en_fa it would be foolish to bring the key for nothing. بالاخره این‌کلید باید به یک دردی بخورد، وگرنه آوردنش بی‌معنا بوده. mizan_test_en_fa Fanny's thoughts were now all engrossed by the two who had left her so long ago, افکار فانی دیگر مشغول آن دو نفری شده بود که این‌همه مدت او را به حال خود رها کرده بودند. mizan_test_en_fa and getting quite impatient, she resolved to go in search of them. رفته‌رفته صبر و قرارش را از دست داد و تصمیم گرفت برود پیدایشان کند. mizan_test_en_fa She followed their steps along the bottom walk, به همان معبر پایینی رفت که آن‌ها رفته بودند، mizan_test_en_fa and had just turned up into another, when the voice and the laugh of Miss Crawford once more caught her ear; و داشت به گذرگاه دیگری می‌پیچید که بار دیگر صدای حرف و خنده دوشیزه کرافرد را شنید. mizan_test_en_fa the sound approached, and a few more windings brought them before her. صدا نزدیک‌تر شد، و بعد از چند پیچ‌وتاب دیگر، هر دو مقابل فانی سبز شدند. mizan_test_en_fa They were just returned into the wilderness from the park, تازه از پارک به جنگل برگشته بودند mizan_test_en_fa to which a sidegate, not fastened, had tempted them very soon after their leaving her, که دروازه گشوده‌ای به چشمشان خورده بود و کمی بعد از جداشدن از فانی با دیدن این دروازه وسوسه شده بودند به آن طرفش بروند. mizan_test_en_fa and they had been across a portion of the park into the very avenue which Fanny had been hoping the whole morning to reach at last, بعد هم از قسمتی از پارک عبور کرده بودند و وارد گذرگاهی شده بودند که فانی تمام آن روز دلش می‌خواست آنجا برود، mizan_test_en_fa and had been sitting down under one of the trees. اما در عوض حالا زیر یک درخت نشسته بود. mizan_test_en_fa This was their history. این داستانی بود که آن دو نفر برای فانی تعریف می‌کردند. mizan_test_en_fa It was evident that they had been spending their time pleasantly, and were not aware of the length of their absence. معلوم بود اوقات‌شان به خوشی سپری شده و متوجه گذشت زمان و مدت غیبتشان نشده‌اند. mizan_test_en_fa but this was not quite sufficient to do away with the pain of having been left a whole hour, when he had talked of only a few minutes, اما ناراحتی فانی از این که یک ساعت تمام منتظر مانده بود، با این فکرها کاملا برطرف نمی‌شد، چون ادموند خیال می‌کرد فقط چند دقیقه گذشته است. mizan_test_en_fa On reaching the bottom of the steps to the terrace, Mrs. Rushworth and Mrs. Norris presented themselves at the top, just ready for the wilderness, وقتی به پایین پله‌ها رسیدند، دیدند که خانم راشورث و خانم نوریس آن بالا هستند و تازه می‌خواهند به جنگل بروند، mizan_test_en_fa at the end of an hour and a half from their leaving the house. درحالی‌که یک ساعت و نیم بود از خانه بیرون آمده بودند. mizan_test_en_fa Mrs. Norris had been too well employed to move faster. خانم نوریس حسابی سر من گرم بود و تند راه نمی‌رفت، ‌. mizan_test_en_fa Whatever cross accidents had occurred to intercept the pleasures of her nieces, she had found a morning of complete enjoyment; با همه اتفاق‌هایی که افتاده و عیش خواهرزاده‌هایش را به هم زده بود، به او حسابی خوش گذشته بود … mizan_test_en_fa for the housekeeper, after a great many courtesies on the subject of pheasants, had taken her to the dairy, سرایدار بعد از کلی به‌به و چه چه درباره قرقاول‌ها، خانم نوریس را به قسمت شیردوشی و لبنیات برده بود، mizan_test_en_fa told her all about their cows, and given her the receipt for a famous cream cheese; کلی توضیحات درباره گاوها داده بود و طرز تهیه یک پنیر خامه‌ای اعلا را هم به او یاد داده بود. mizan_test_en_fa and since Julia's leaving them they had been met by the gardener, with whom she had made a most satisfactory acquaintance, بعد از رفتن جولیا هم به باغبان برخورده بودند، و خانم نوریس حسابی با او آشنایی به هم زده بود، mizan_test_en_fa for she had set him right as to his grandson's illness, convinced him that it was an ague, and promised him a charm for it; طوری که خیالش را بابت بیماری نوه‌اش هم راحت کرده بود و گفته بود تب و لرز است و قول داده بود طلسم و تفی برایش دست پا خواهد کرد. mizan_test_en_fa and he, in return, had shewn her all his choicest nursery of plants, and actually presented her with a very curious specimen of heath. باغبان هم گیاهان دست پرورده‌اش را به خانم نوریس نشان داده بود و نمونه‌های بسیار عجیبی از گل و بوته را به او معرفی کرده بود. mizan_test_en_fa On this _ rencontre_ they all returned to the house together, به‌هرحال، بعد از این تلاقی، همه با هم به خانه برگشتند، mizan_test_en_fa there to lounge away the time as they could with sofas, and chit chat, and Quarterly Reviews, till the return of the others, and the arrival of dinner. تا روی کاناپه‌ها ولو بشوند و گپ بزنند و وراجی کنند وکورترلی ریویوز ورق بزنند و وقت را سپری کنند تا بقیه هم برگردند و نوبت غذاخوردن برسد. mizan_test_en_fa It was late before the Miss Bertrams and the two gentlemen came in, مدتی طول کشید تا بالاخره دوشیزه برترام‌ها و آن دو آقا آمدند. mizan_test_en_fa and their ramble did not appear to have been more than partially agreeable, or at all productive of anything useful with regard to the object of the day. ظاهرشان نشان می‌داد که گردش و ییاده‌روی‌شان زیاد چنگی به دلشان نزده بود درکار اصلی هم به هیچ نتیجه‌ای نرسیده بودند. mizan_test_en_fa By their own accounts they had been all walking after each other, به گفته خودشان، همه داشتند دنبال یکدیگر می‌گشته‌اند، mizan_test_en_fa and the junction which had taken place at last seemed, to Fanny's observation, to have been as much too late for re establishing harmony, as it confessedly had been for determining on any alteration. و بالاخره هم که به هم رسیده بودند، به نظر فانی آن‌قدر دیر شده بود که نمی‌شد قرارومداری گذاشت و به توافقی رسید که به قول خودشان برای هرگونه تغییر و اصلاحی لازم بود. mizan_test_en_fa She felt, as she looked at Julia and Mr. Rushworth, that hers was not the only dissatisfied bosom amongst them: فانی وقتی به جولیا و آقای راشورث نگاه می‌کرد، می‌فهمید که فقط خودش نیست که ناراضی‌تر از بقیه است. mizan_test_en_fa there was gloom on the face of each. قیافه هیچ کدام از این دو نفر تفی نداشت دمغ بودند. mizan_test_en_fa Mr. Crawford and Miss Bertram were much more gay, آقای کرافرد و دوشیزه برترام خیلی سرحال‌تر بودند. mizan_test_en_fa and she thought that he was taking particular pains, during dinner, to do away any little resentment of the other two, and restore general good humour. فانی فکر می‌کرد که آقای کرافرد موقع غذا خوردن خیلی زحمت می‌کشد تا هرگونه علامت دلخوری را از وجود دو نفر دیگر پاک کند و حال و هوای کلی را به وضع بهتری برگرداند. mizan_test_en_fa Dinner was soon followed by tea and coffee, بعد از غذا بلافاصله چای و قهوه آوردند، mizan_test_en_fa a ten miles' drive home allowed no waste of hours; چون ده مایل راه در پیش بود و نمی‌شد وقت تلف کرد. mizan_test_en_fa and from the time of their sitting down to table, it was a quick succession of busy nothings till the carriage came to the door, از موقعی که پشت میز نشستند مدام حرف‌های درهم و برهم زدند تا بالاخره کالسکه آمد دم در. mizan_test_en_fa At the same moment Mr. Crawford, approaching Julia, said, همین موقع آقای کرافرد به طرف جولیا رفت و گفت: mizan_test_en_fa ;I hope I am not to lose my companion, unless she is afraid of the evening air in so exposed a seat. امیدوارم هم صحبتم را از دست ندهم، مگر اینکه خود شما به خاطر هوای شب نخواهید روی صندلی روباز بنشینید. mizan_test_en_fa ; The request had not been foreseen, but was very graciously received, and Julia's day was likely to end almost as well as it began. چنین تقاضایی پیش‌بینی نشده بود، اما با کمال مسرت پذیرفته شد، و خلاصه آن روزکه برای جولیا خوب شروع شده بود ظاهرا می‌خواست خوب هم تمام بشود. mizan_test_en_fa Miss Bertram had made up her mind to something different, and was a little disappointed; دوشیزه برترام که چیزی غیر از این را تصور می‌کرد کمی دمغ شد، mizan_test_en_fa but her conviction of being really the one preferred comforted her under it, اما چون مطمئن بود زن محبوب آقای کرافرد کسی جز خودش نیست تا حدودی خیالش آسوده شد، mizan_test_en_fa and enabled her to receive Mr. Rushworth's parting attentions as she ought. و توانست به اظهار محبت و الفاظ خداحافظی آقای راشورث آن‌طور که باید و شاید جواب بدهد. mizan_test_en_fa There, Fanny, you shall carry that parcel for me; فانی، تو باید آن بسته را برایم نگه داری … mizan_test_en_fa take great care of it: do not let it fall; it is a cream cheese, just like the excellent one we had at dinner. مواظبش باش … نگذاری بیفتد … پنیر خامه‌ای است، درست عین آن پنیر اعلایی که موقع غذا خورده بودیم. mizan_test_en_fa She was quite shocked when I asked her whether wine was allowed at the second table, وقتی پرسیدم که آیا پشت میز خدمتکارها هم شراب مجاز است یا نه، mizan_test_en_fa and she has turned away two housemaids for wearing white gowns. حسابی یکه خورد و فوری دوتا از خدمتکارها را که روپوش سفید پوشیده بودند فرستاد بیرون. mizan_test_en_fa She said it must be such an amusement to me, as she understood I lived quite alone, to have a few living creatures of that sort; چون فهمیده بود من تنها زندگی می‌کنم، می‌گفت بد نیست سرم به چیزی گرم بشود و صاحب چند تا پرنده خوشگل بشوم، ‌. mizan_test_en_fa and so to be sure it will. واقعا هم این‌طور است. mizan_test_en_fa I shall get the dairymaid to set them under the first spare hen, به دختر شیردوش می‌گویم بخواباند زبر اولین مرغی که احتیاجش نداپم، ‌. mizan_test_en_fa and if they come to good I can have them moved to my own house and borrow a coop; اگر سر از تخم درآوردند، می‌توانم منتقل‌شان کنم خانه خودم، و یک مرغدانی هم قرض می‌کنم. mizan_test_en_fa The day at Sotherton, with all its imperfections, afforded the Miss Bertrams much more agreeable feelings than were derived from the letters from Antigua, روزی که در ساترتن سپری شده بود، با تمام عیب و نقص‌هایش، از نظر دوشیزه برترام‌ها به‌مراتب قابل قبول‌تر از مطالب نامه‌هایی بود که از آنتیگوا می‌آمد. mizan_test_en_fa which soon afterwards reached Mansfield. کمی بعد نامه‌هایی به منسفیلد رسید. mizan_test_en_fa It was much pleasanter to think of Henry Crawford than of their father; فکرکردن به هنری کرافرد خیلی خوشایندتر بود تا فکر کردن به پدرشان. mizan_test_en_fa and to think of their father in England again within a certain period, which these letters obliged them to do, was a most unwelcome exercise. وقتی تصورش را می‌کردند که پدرشان چند وقت دیگر به انگلستان برمی‌گردد، و از مطالب نامه‌ها هم جز این نمی‌فهمیدند، خیلی به آن‌ها سخت می‌گذشت. mizan_test_en_fa His business was so nearly concluded as to justify him in proposing to take his passage in the September packet, کاروبارش به پایان می‌رسید و می‌توانست تصمیم بگیرد که با کشتی سپتامبر راه برگشت را در پیش بگیرد. mizan_test_en_fa and he consequently looked forward with the hope of being with his beloved family again early in November. طبعا خیلی هم مشتاق و امیدوار بود که خانواده محبوبش را در اوایل نوامبر ببیند. mizan_test_en_fa Maria was more to be pitied than Julia; وضع ماریا رقت‌انگیزتر از جولیا بود، mizan_test_en_fa for to her the father brought a husband, زیرا آمدن پدر برای او مترادف با شوهرکردن بود. mizan_test_en_fa and the return of the friend most solicitous for her happiness would unite her to the lover, برگشتن کسی که به فکر خوشبختی او بود سبب می‌شد او با نامزدی ازدواج کند، mizan_test_en_fa on whom she had chosen that happiness should depend. که زمانی خودش فکر می‌کرد با او خوشبخت می‌شود. mizan_test_en_fa It was a gloomy prospect, and all she could do was to throw a mist over it, روزهای غم‌انگیزی در پیش بود و ماریا هم کاری از دستش برنمی‌آمد جز اینکه آینده را غبارآلود تصور کند، mizan_test_en_fa and hope when the mist cleared away she should see something else. و امید ببندد به این که شاید با فرونشستن غبارها چیز دیگری در مقابل خود خواهد دید. mizan_test_en_fa It would hardly be _early_ in November, there were generally delays, a bad passage or _something_; بعید بود پدر اوایل نوامبر برگردد، چون معمولا تاخیرهایی پیش می‌آمد، یا سفر با مشکلاتی توام می‌شد یا هر چیز دیگری ممکن بود پیش بیاید … mizan_test_en_fa that favouring _something_ which everybody who shuts their eyes while they look, or their understandings while they reason, feels the comfort of. همان هر چیز دیگری که آدم در عین دیدنش چشم خود را می‌بندد، یا در عین اندیشیدن متوجهش نمی‌شود، اما خب، به آدم احسان آسودگی می‌دهد. mizan_test_en_fa Sir Thomas would have been deeply mortified by a suspicion of half that his daughters felt on the subject of his return, سر تاماس اگر بو می‌برد دخثرهایش چه قدر از آمدنش ناراحت‌اند واقعا وحشت می‌کرد و خشکش می‌زد. mizan_test_en_fa and would hardly have found consolation in a knowledge of the interest it excited in the breast of another young lady. حتی اگر می‌فهمید که خانم جوان دیگری هست که از آمدنش به هیجان افتاده باز ناراحتی‌اش تخفیف پیدا نمی‌کرد. mizan_test_en_fa and though seeming to have no concern in the affair beyond politeness, and to have vented all her feelings in a quiet congratulation, heard it with an attention not so easily satisfied. ظاهرا علاقه‌ای به موضوع نشان نداد و فقط آداب نزاکت و ادب را به جا آورد و احساس خود را با تبریک گفتن عادی بروز داد، اما واقعا با چنان کنجکاوی و علاقه‌ای این خبر را می‌شنید که به این آسانی‌ها دلش بند نمی‌شد. mizan_test_en_fa but after tea, as Miss Crawford was standing at an open window with Edmund and Fanny looking out on a twilight scene, اما بعد از چای، موقعی که دوشیزه کرافرد با ادموند و فانی کنار پنجره‌ای باز ایستاده بود و داشتند به منظره شفق نگاه می‌کردند، mizan_test_en_fa while the Miss Bertrams, Mr. Rushworth, and Henry Crawford were all busy with candles at the pianoforte, و دوشیزه برترام‌ها و آقای راشورث و هنری کرافرد هم زبر نور شمع‌ها در کنار پیانو سرگرم بودند، mizan_test_en_fa ;Don't be affronted,; said she, laughing, دوشیزه کرافرد خندید و گفت: دلخور نشوید، mizan_test_en_fa ;but it does put me in mind of some of the old heathen heroes, who, after performing great exploits in a foreign land, offered sacrifices to the gods on their safe return.; ولی من به یاد آن پهلوانان قدیم نمی‌افتم که بعد از فتح و فتوحات در سرزمین‌های بیگانه، برای خدایان قربانی می‌دادند تا صحیح و سالم به وطن برگردند. mizan_test_en_fa ;There is no sacrifice in the case,; replied Edmund, ادموند با لبخند اما جدی جواب داد: در این مورد، قربانی در کار نیست، ‌. mizan_test_en_fa with a serious smile, and glancing at the pianoforte again; ;it is entirely her own doing.; بعد نگاهی به طرف ییانو انداخت و گفت: تماما کار خود ماریاست. mizan_test_en_fa ;It is the same sort of thing,; said Fanny, after a short pause, بعد از مکث کوتاهی فانی گفت: همان تاثیری است که همیشه وجود دارد، mizan_test_en_fa ;as for the son of an admiral to go into the navy, or the son of a general to be in the army, and nobody sees anything wrong in that. چون پسر آدمیرال می‌رود نیروی دریایی، یا پسر ژنرال می‌رود به ارتش، و کسی هم اشکالی در این نمی‌بیند. mizan_test_en_fa As he cannot be influenced by those feelings which you rank highly as temptation and reward to the soldier and sailor in their choice of a profession, as heroism, and noise, and fashion, شما می‌گویید کشیش نباید تحت تاثیر احساساتی باشد که به نظر شما مثل وسوسه‌ها و پاداش‌های سرباز یا ملوان در انتخاب حرفه‌شان است، مانند قهرمان‌گرایی، زرق و برق، شیک و باب روز بودن. تنبلی و راحت‌طلبی … mizan_test_en_fa Indolence and love of ease; a want of all laudable ambition, of taste for good company, or of inclination to take the trouble of being agreeable, which make men clergymen. بدون هیچ گونه بلندپروازی قابل تحسین، بدون ذوق و سلیقه و معاشرت درست حسابی، اصلا بدون زحمت کشیدن برای مقبول دیگران بودن، خب، ‌، از مجموع این‌ها یک کشیش درمی‌آید. mizan_test_en_fa I suspect that in this comprehensive and may I say commonplace censure, you are not judging from yourself, به نظرم در این انتقاد کلی و با اجازه شما سرسری، شما از قوه تشخیص خودتان مدد نگرفته‌اید، mizan_test_en_fa but from prejudiced persons, whose opinions you have been in the habit of hearing. بلکه تحت تاثیر افراد مغرضی بوده‌اید که مدام نظرشان را شنیده‌اید. mizan_test_en_fa ;Where any one body of educated men, of whatever denomination, are condemned indiscriminately, there must be a deficiency of information, or smiling of something else. حتی اگر یک نفر آدم درس خوانده، از هر گروه و صنفی، چشم بسته تقبیح و محکوم شود، حتما اطلاعات و معلومات کم و کسری داشته بعد لبخند زد و ادامه داد: یا چیز دیگری درکار بوده. mizan_test_en_fa Your uncle, and his brother admirals, perhaps knew little of clergymen beyond the chaplains whom, good or bad, they were always wishing away.; عموی شما و آدمیرال‌های هم‌قطار ایشان شاید چیزی ازکشیش‌ها نمی‌دانسته‌اند جز همان‌کشیش‌های جزء که خوب یا بد، همیشه نمی‌خواسته‌اند سر به تن آن‌ها باشد. mizan_test_en_fa being at this present time the guest of my own brother, Dr. Grant. چون در حال حاضر مهمان شوهرخواهرم، عالی‌جناب گرانت، هستم، ‌. mizan_test_en_fa And though Dr. Grant is most kind and obliging to me, and though he is really a gentleman, البته جناب گرانت به من خیلی مهر و محبت دارند و آقای به تمام معنا هستند، mizan_test_en_fa and, I dare say, a good scholar and clever, حتی عالم هستند و هوش و ذکاوت دارند. mizan_test_en_fa and often preaches good sermons, and is very respectable, بیشتر وقت‌ها هم موعظه‌های خوبی می‌گویند از هر جهت قابل احترام‌اند. mizan_test_en_fa _I_ see him to be an indolent, selfish _bon_ _vivant_, who must have his palate consulted in everything; اما می‌بینم که خوش گذران و تنبل هم هستند در هر چیزی باید ذوق و سلیقه ایشان را در نظرگرفت. mizan_test_en_fa and as he must, either in the navy or army, have had a great many more people under his command than he has now, I think more would have been made unhappy by him as a sailor or soldier than as a clergyman. در نیروی دریایی یا ارتش آدم‌های بیشتری پر دستش می‌بودند، و اگر ایشان کشیش نمی‌شدند و به نیروی درتابی یا ارتش می‌رفتند آدم‌های خیلی بیشتری را ناراحت می‌کردند. mizan_test_en_fa A man a sensible man like Dr. Grant, cannot be in the habit of teaching others their duty every week, آدم عاقل … آدم عاقلی مثل جناب گرانت، نمی‌تواند هر هفته به مردم درس وظیفه‌شناسی بدهد، mizan_test_en_fa cannot go to church twice every Sunday, and preach such very good sermons in so good a manner as he does, without being the better for it himself. هر یکشنبه دو بار به کلیسا برود و به این خوبی موعظه‌های مفید بکند، مگر آنکه خودش این اصول را رعایت بکند. mizan_test_en_fa It must make him think; حتما به این اصول و احکام فکر می‌کند. mizan_test_en_fa for though he may preach himself into a good humour every Sunday, it will be bad enough to have him quarrelling about green geese from Monday morning till Saturday night.; ممکن است روز یکشنبه با رفتار و خلق خوبش برود موعظه کند اما از دوشنبه صبح تا شنبه شب سر غاز غر بزند و دعوا کند. mizan_test_en_fa when, being earnestly invited by the Miss Bertrams to join in a glee, بعد، دوشیزه برترام‌ها با اصرار دعوتش کردند به آواز دسته‌جمعی‌شان ملحق شود، mizan_test_en_fa she tripped off to the instrument, leaving Edmund looking after her in an ecstasy of admiration of all her many virtues, و او به طرف پیانو رفت و ادموند را به حال خود گذاشت تا با تحسین به وجاهت و زببایی‌اش نگاه کند … mizan_test_en_fa from her obliging manners down to her light and graceful tread. از رفتار و حالات مهربانانه‌اش گرفته تا گام‌های نرم و خرامانش، ‌. mizan_test_en_fa and there certainly would be less of both if the sublimity of Nature were more attended to, واقعا هم اگر به عظمت طبیعت فکر کنیم این چیزها رنگ می‌بازد. mizan_test_en_fa and people were carried more out of themselves by contemplating such a scene. آدم‌ها اگر در چنین صحنه‌ها و منظره‌هایی تعمق کنند از پوسته خود خارج می‌شوند. mizan_test_en_fa ; ;I like to hear your enthusiasm, Fanny. از این ابراز احساساتت خوشم می‌آید، فانی. mizan_test_en_fa ;We will stay till this is finished, Fanny,; said he, ادموند ادامه داد: اینجا می‌مانیم تا آواز تمام شود. mizan_test_en_fa turning his back on the window; بعد پشت به پنجره ایستاد. mizan_test_en_fa and as it advanced, she had the mortification of seeing him advance too, آواز ادامه یافت و فانی با حیرت و ناراحتی دید که ادموند هم به طرف آن‌ها می‌رود. mizan_test_en_fa moving forward by gentle degrees towards the instrument, and when it ceased, he was close by the singers, آرام آرام به طرف ساز می‌رفت وقتی آواز تمام شد، ادموند کنار آن‌ها بود که آواز می‌خواندند. mizan_test_en_fa and by the end of August he arrived himself, اواخر ماه اوت هم خودش آمد سرحال و قبراق و جذاب بود. mizan_test_en_fa to be gay, agreeable, and gallant again as occasion served, or Miss Crawford demanded; بسته به اوضاع و احوال، یا توقعات دوشیزه کرافرد، رفتار دلنشینی هم داشت، mizan_test_en_fa to tell of races and Weymouth, and parties and friends, و مدام از مسابقات اسب دوانی و وبموث و همین طور مهمانی‌ها و دوست و آشناهایش صحبت می‌کرد. mizan_test_en_fa to which she might have listened six weeks before with some interest, شاید شش هفته پیش‌تر، دوشیزه کرافرد هم با شوق و ذوقی مثل خود او به این صحبت‌ها گوش می‌داد، mizan_test_en_fa and altogether to give her the fullest conviction, by the power of actual comparison, of her preferring his younger brother. اما این بار فرق می‌کرد و دوشیزه کرافرد، در عالم مقایسه، بیش از پیش می‌فهمید که واقعا برادر کوچک‌تر را بر این برادر ارشد ترجیح می‌دهد. mizan_test_en_fa It was very vexatious, and she was heartily sorry for it; but so it was; البته راحت نبود دوشیزه کرافرد هم از ته دل متاسف بود، اما خب، ‌، اینطور بود، mizan_test_en_fa and so far from now meaning to marry the elder, she did not even want to attract him beyond what the simplest claims of conscious beauty required: و دوشیزه کرافرد دیگر نه تنها به‌هیچ‌وجه قصد ازدواج با این پسر ارشد را نداشت بلکه حتی نمی‌خواست نظرش را به خود جلب کند، مگر در همان حد که زببایی‌اش توجه او را جلب می‌کرد. mizan_test_en_fa his lengthened absence from Mansfield, without anything but pleasure in view, and his own will to consult, made it perfectly clear that he did not care about her; غیبت طولانی این پسر ارشد، که علتش فقط لذت‌طلبی و خوش‌گذرانی بود، و همین طور صحبت‌های فعلی‌اش، کاملا به دوشیزه کرافرد می‌فهماند که این پسر زیاد به فکر او نیست. mizan_test_en_fa and his indifference was so much more than equalled by her own, that were he now to step forth the owner of Mansfield Park, ‌. بی‌مبالاتی‌اش دست‌کمی از بی‌مبالاتی خود دوشیزه کرافرد نداشت، و حتی اگر قرار بود پا جای پای مالک منسفیلد پارک،، mizan_test_en_fa the Sir Thomas complete, which he was to be in time, she did not believe she could accept him. یعنی خود سر تامان، بگذارد که به وقتش می‌بایست بگذارد باز هم دوشیزه کرافرد نمی‌توانست او را بپذیرد. mizan_test_en_fa He went for a fortnight a fortnight of such dullness to the Miss Bertrams as ought to have put them both on their guard, برای دو هفته رفت، و این دو هفته چنان برای دوشیزه برترام‌ها کسالت بار بود که هر دو حسابی به فکر فرور فتند، mizan_test_en_fa and made even Julia admit, in her jealousy of her sister, the absolute necessity of distrusting his attentions, and wishing him not to return; و حتی جولیا که به خواهرش حسودی می‌کرد مجبور شد به آقای کرافرد بی‌اعتماد شود و دلش نخواهد او برگردد. mizan_test_en_fa and a fortnight of sufficient leisure, in the intervals of shooting and sleeping, این دو هفته فراغت، لابه‌لای شکارکردن و استراحت‌کردن، کافی بود mizan_test_en_fa to have convinced the gentleman that he ought to keep longer away, had he been more in the habit of examining his own motives, تا خود جناب آقا هم به این نتیجه برسد که بهتر است مدت بیشتری دور بماند، اما خب، او عادت نداشت به انگیزه‌های خود بیندیشد، mizan_test_en_fa and of reflecting to what the indulgence of his idle vanity was tending; یا کمی تامل کند و ببیند که ارضای این حس جلوه‌فروشی و بطالت به کجا ختم می‌شود. mizan_test_en_fa but, thoughtless and selfish from prosperity and bad example, he would not look beyond the present moment. به سبب رفاه و راحتی و سرمشق‌های غلطی که در زندگی‌اش داشت بی‌مبالات و خودخواه بود و به چیزی غیر از لحظه حال نمی‌اندیشید. mizan_test_en_fa The sisters, handsome, clever, and encouraging, were an amusement to his sated mind; آن دو خواهر زیبا و فهمیده که به او در باغ سبز نشان می‌دادند، ذهنش را مشغول می‌کردند. mizan_test_en_fa and finding nothing in Norfolk to equal the social pleasures of Mansfield, آقای کرافرد که در نورفوک چیزی قابل مقایسه با معاشرت‌های لذت‌بخش منسفیلد پیدا نمی‌کرد، mizan_test_en_fa he gladly returned to it at the time appointed, and was welcomed thither quite as gladly by those whom he came to trifle with further. با کمال میل در موعد مقرر به منسفیلد برگشت، و کسانی هم که او احساساتشان را به بازی می‌گرفت با شور و شعف از آمدنش استقبال کردند. mizan_test_en_fa Maria, with only Mr. Rushworth to attend to her, and doomed to the repeated details of his day's sport, good or bad, ماریا که فقط با آقای راشورث دمخور بود و مجبور بود بارها و بارها شرح جزئیات شکار خوب یا بد او را بشنود، mizan_test_en_fa his boast of his dogs, his jealousy of his neighbours, his doubts of their qualifications, and his zeal after poachers, یا به حرف‌هایش درباره سگ‌هایش، حسادتش به همسایه‌هایش، شک و تردیدهایش در مورد لیاقت و صلاحیت آن‌ها و ناراحتی‌اش از شیارهای غیر قانونی گوش بسپارد، mizan_test_en_fa subjects which will not find their way to female feelings without some talent on one side or some attachment on the other, had missed Mr. Crawford grievously; واقعا دلش برای آقای کرافرد تنگ شده بود، درحالی‌که این حرف‌های آقای راشورث اگر با کمی مهارت و استعداد توام می‌شد یا اگر مخاطبش از ته دل به او علاقه می‌داشت قاعدتا می‌بایست جایش را در قلب و ذهن هر زنی بازکند. mizan_test_en_fa and Julia, unengaged and unemployed, felt all the right of missing him much more. جولیا که نامزد نداشت و بیکارتر بود، غیبت آقای کرافرد را حتی بیش از ماریا احساس می‌کرد. mizan_test_en_fa Each sister believed herself the favourite. هر دو خواهر خودشان را محبوب آقای کرافرد می‌دانستند. mizan_test_en_fa Julia might be justified in so doing by the hints of Mrs. Grant, inclined to credit what she wished, جولیا با حرف‌ها و اشاره‌های خانم گرانت که میل باطنی‌اش را نشان می‌داد دلش قرص می‌شد، mizan_test_en_fa and Maria by the hints of Mr. Crawford himself. و ماریا هم با ایما و اشاره‌های خود آقای کرافرد دلگرم می‌شد. mizan_test_en_fa Everything returned into the same channel as before his absence; باز همه چیز به همان روالی افتاد که قبل از غیبت آقای کرافرد بود. mizan_test_en_fa his manners being to each so animated and agreeable as to lose no ground with either, رفتار آقای کرافرد با هر دو مطبوع و بااحساس بود کاری نمی‌کرد که هیچ کدام از دو خواهر مایوس بشوند. mizan_test_en_fa and just stopping short of the consistence, the steadiness, the solicitude, and the warmth which might excite general notice. اما درعین‌حال مراقب بود مداومت و پایداری و دل‌مشغولی و صمیمت و گرمایی پیش نیاید که توجه همگان را جلب‌کند. mizan_test_en_fa Fanny was the only one of the party who found anything to dislike; فانی تنها کسی بود که از این وضع خوشش نمی‌آمد. mizan_test_en_fa but since the day at Sotherton, از آن روزی که به ساترتن رفته بودند، mizan_test_en_fa she could never see Mr. Crawford with either sister without observation, and seldom without wonder or censure; هر بارگه آقای کرافرد را با یکی از دو خواهر می‌دید دقت بیشتری می‌کرد و کمتر هم پیش می‌آمد که رفتارشان مایه حیرت یا سرزنش فانی نشود. mizan_test_en_fa and had her confidence in her own judgment been equal to her exercise of it in every other respect, اگر به تشخیص خود در این مورد نیز مانند همیشه اعتماد داشت، mizan_test_en_fa had she been sure that she was seeing clearly, and judging candidly, she would probably have made some important communications to her usual confidant. اگر مطمئن بود که درست می‌فهمد و درست قضاوت می‌کند، احتمالا به هم‌صحبت همیشگی خود مطالب مهمی می‌گفت. mizan_test_en_fa for I had understood he was so very fond of change and moving about, تا جایی که من می‌فهمیدم، آقای‌کرافرد حسابی اهل این طرف و آن طرف رفتن و تنوع بوده. mizan_test_en_fa that I thought something would certainly occur, when he was once gone, to take him elsewhere. وقتی می‌رفت فکر می‌کردم لابد چیزهایی برایش پیش می‌آید که به جاهای دیگری برود. mizan_test_en_fa ;Which is, perhaps, more in favour of his liking Julia best, than you, Fanny, may be aware; فانی، همین نشان‌دهنده این است‌که بیش از آنچه تو خیال می‌کنی به جولیا علاقه دارد، mizan_test_en_fa for I believe it often happens that a man, before he has quite made up his own mind, چون به نظر من، خیلی وقت‌ها مردها قبل از این‌که تصمیم‌شان را بگیرند، mizan_test_en_fa will distinguish the sister or intimate friend of the woman he is really thinking of more than the woman, به خواهریا دوست صمیمی زن مورد علاقه‌شان بیشتر توجه می‌کنند تا خود آن زن، mizan_test_en_fa herself Crawford has too much sense to stay here if he found himself in any danger from Maria; کرافرد اگر برای ماربا دلش می‌لرزبد حتما عقلش می‌رسید این‌جا نماند. mizan_test_en_fa and I am not at all afraid for her, من که به خاطر ماریا نگران نیستم … mizan_test_en_fa after such a proof as she has given that her feelings are not strong.; آن هم با این قراین و شواهدی که در ماریا هست، ‌. ماریا نمی‌تواند احساسات تند و تیز داشته باشد. mizan_test_en_fa Fanny supposed she must have been mistaken, and meant to think differently in future; فانی فرض را بر این گذاشت که لابد اشتباه می‌کرده، و تصمیم گرفت در آینده طور دیگری فکر کند. mizan_test_en_fa but with all that submission to Edmund could do, اما با اینکه از ادموند حرف‌شنوی داشت، mizan_test_en_fa and all the help of the coinciding looks and hints which she occasionally noticed in some of the others, با اینکه ایما و اشاره‌های دیگران هم نظر ادموند را تقویت می‌کرد، mizan_test_en_fa and which seemed to say that Julia was Mr. Crawford's choice, و حاکی بود از اینکه جولیا زن محبوب آقای کرافرد است، mizan_test_en_fa she knew not always what to think. باز هم گاهی نمی‌دانست چه فکر بکند. mizan_test_en_fa as well as to her feelings, and the feelings of Mrs. Rushworth, on a point of some similarity, and could not help wondering as she listened; همین طور از احساسات او و خانم راشورث و تشابه احساسات آن‌ها باخبر شد و همان موقع که این‌ها را می‌شنید بی‌اختیار به فکر فرورفت. mizan_test_en_fa and glad would she have been not to be obliged to listen, for it was while all the, کاش مجبور به شنیدن این حرف‌ها نمی‌شد. mizan_test_en_fa other young people were dancing, همه جوان‌ترها داشتند می‌رقصیدند، mizan_test_en_fa and she sitting, most unwillingly, among the chaperons at the fire, و فانی به اجبار کنار بخاری وسط بقیه نشسته بود، mizan_test_en_fa longing for the re entrance of her elder cousin, on whom all her own hopes of a partner then depended. و منتظر بود پسرخاله بزرگترش دوباره وارد شود، چون تنها هم رقصی که برایش مانده بود همین پسرخاله بود. mizan_test_en_fa It was Fanny's first ball, though without the preparation or splendour of many a young lady's first ball, این اولین مهمانی رقص فانی بود، هر چند که تدارکات و تشریفات مربوط به اولین مجلس رقص یک خانم جوان در آن رعایت نشده بود، mizan_test_en_fa being the thought only of the afternoon, چون تازه بعدازظهر همان روز فکر برگزاری چنین مجلسی مطرح شده بود. mizan_test_en_fa built on the late acquisition of a violin player in the servants' hall, یک نوازنده ویولن دیروقت به اتاق خدمتکارها آمده بود، mizan_test_en_fa and the possibility of raising five couple with the help of Mrs. Grant and a new intimate friend of Mr. Bertram's just arrived on a visit. و می‌شد با کمک خانم گرانت و یک دوست صمیمی جدید آقای برترام که تازه آمده بود پنج زوج برای رقص دورهم جمع کرد. mizan_test_en_fa It had, however, been a very happy one to Fanny through four dances, با این‌همه، تا چهار دور رقص، همه چیز برای فانی به خیر و خوشی پیش رفته بود، mizan_test_en_fa and she was quite grieved to be losing even a quarter of an hour. و حالا هم ناراحت بود که حتی ربع ساعت را ازدست بدهد. … mizan_test_en_fa ;I think, ma'am,; said Mrs. Norris, her eyes directed towards Mr. Rushworth and Maria, خانم نوریس که نگاهش به آقای راشورث و ماریا بود، ‌ mizan_test_en_fa who were partners for the second time, ;we shall see some happy faces again now.; که داشتند برای دومین بار با هم می‌رقصیدند، گفت: خانم، انگار باز هم باید از این‌جور قیافه‌های شاد و سرحال ببینیم. mizan_test_en_fa ;Yes, ma'am, indeed,; replied the other, with a stately simper, ;there will be some satisfaction in looking on _now_, and I think it was rather a pity they should have been obliged to part. خانم راشورث با لبخندی که سعی داشت موقر و متین باشد جواب داد: بله، خانم، مسلما، در حال حاضر نگاه کردن به آن‌ها لذت‌بخش است، و به نظرم خیلی حیف که مجبور بوده‌اند این مدت از هم جدا پاشند. mizan_test_en_fa Miss Bertram did indeed look happy, دوشیزه برترام واقعا خوشحال به نظر می‌رسید، mizan_test_en_fa her eyes were sparkling with pleasure, چشم‌هایش از شادی می‌درخشید، mizan_test_en_fa and she was speaking with great animation, for Julia and her partner, Mr. Crawford, were close to her; و بااحساس و جاندار حرف می‌زد، چون جولیا و هم رقصش، آقای کرافرد، نزدیکش بودند. mizan_test_en_fa How she had looked before, Fanny could not recollect, فانی یادش نمی‌آمد که دوشیزه برترام قبلا چه حالت و نگاهی داشته، ‌، mizan_test_en_fa for she had been dancing with Edmund herself, and had not thought about her. چون همان موقع خودش داشته با ادموند می‌رقصیده و به دوشیزه برترام توجهی نمی‌کرده. mizan_test_en_fa Listening and wondering were all suspended for a time, شنیدن و تعجب‌کردن او قطع شد، mizan_test_en_fa for Mr. Bertram was in the room again; and though feeling it would be a great honour to be asked by him, she thought it must happen. چون آقای برترام بار دیگر وارد اتاق شده بود و فانی با اینکه می‌دانست دعوت او باعث افتخار است مطمئن بود آقای برترام از او دعوت به رقص خواهدکرد. mizan_test_en_fa He came towards their little circle; آقای برترام به طرف جمع کوچک‌شان آمد، mizan_test_en_fa but instead of asking her to dance, drew a chair near her, اما به جای آن‌که دعوت به رقص بکند یک صندلی برداشت، mizan_test_en_fa and gave her an account of the present state of a sick horse, and the opinion of the groom, و کشید نزدیک آن‌ها و شروع‌کرد به گفتن اینکه حال آن اسب مریض چه‌طور است و مهتر چه نظری دارد … mizan_test_en_fa from whom he had just parted. همان مهتری که تازه از نزدش آمده بود. mizan_test_en_fa When he had told of his horse, he took a newspaper from the table, آقای برترام بعد از صحبت‌هایی که درباره اسب کرد، mizan_test_en_fa and looking over it, said in a languid way, روزنامه‌ای از روی میز برداشت و نگاهی به آن انداخت و بی‌حال گفت: mizan_test_en_fa ;If you want to dance, Fanny, I will stand up with you. فانی، اگر دوست داری برقصی، من با تو می‌رقصم. … mizan_test_en_fa A desperate dull life hers must be with the doctor,; لابد زندگی‌اش با عالی‌جناب خیلی کسل کننده و بی‌روح است، ‌. mizan_test_en_fa making a sly face as he spoke towards the chair of the latter, who proving, however, to be close at his elbow, و نگاه زبرچشمی به طرف صندلی عالی‌جناب انداخت که تصادفا درست کنار صندلی خودش بود. mizan_test_en_fa made so instantaneous a change of expression and subject necessary, بعد ناگهان موضوع صحبت را عوض کرد و قیافه دیگری به خودش گرفت، mizan_test_en_fa as Fanny, in spite of everything, could hardly help laughing at. طوری که فانی به رغم همه چیز مشکل می‌توانست جلو خنده خودش را بگیرد. … mizan_test_en_fa ;My dear Tom,; cried his aunt soon afterwards, ;as you are not dancing, I dare say you will have no objection to join us in a rubber; shall you? کمی بعد، خاله‌اش با صدای بلند گفت: تام، عزبزم، ‌، حالا که نمی‌رقصی پس می‌توانی بیایی با ما سه دست بازی کنی، هان؟ ‌ … mizan_test_en_fa Now, you and I and Dr. Grant will just do; حالا من و تو و جناب گرانت این کار را می‌کنیم. mizan_test_en_fa and though _we_ play but half crowns, you know, you may bet half guineas with _him_.; با اینکه ما فقط دو و نیم شیلینگی بازی می‌کنیم، تو باید با عالی‌جناب نیم گینی شرط ببندی. mizan_test_en_fa It raises my spleen more than anything, کفرم را از هر چیزی بیشتر درمی‌آورد. mizan_test_en_fa to have the pretence of being asked, of being given a choice, ظاهرش این است که از آدم تقاضا می‌کنند، برای آدم حق انتخاب قایل می‌شوند، mizan_test_en_fa and at the same time addressed in such a way as to oblige one to do the very thing, whatever it be! اما درعین‌حال طوری است که آدم مجبور باشد بپذیرد … هرچه باشد بپذیرد! mizan_test_en_fa The Honourable John Yates, this new friend, had not much to recommend him beyond habits of fashion and expense, این جناب جان ییتس، این دوست جدید، امتیاز چشمگیری نداشت جز اینکه اهل مد بود و ربخت‌وپاش، mizan_test_en_fa and being the younger son of a lord with a tolerable independence; و پسر کوچک لردی که دستش به دهانش می‌رسید. mizan_test_en_fa Mr. Bertram's acquaintance with him had begun at Weymouth, آشنایی آقای برترام با او از وبموث شروع شده بود. mizan_test_en_fa where they had spent ten days together in the same society, and the friendship, آن‌جا، ده روز را با هم در جوار دوستان مشترک گذرانده بودند و دوستی‌شان، mizan_test_en_fa if friendship it might be called, had been proved and perfected by Mr. Yates's being invited to take Mansfield in his way, whenever he could, and by his promising to come; اگر بشود اسمش را گذاشت دوستی موقعی محکم‌تر و کامل‌تر شده بود که آقای برترام از آقای ییتس دعوت‌کرده بود اگر فرصت دست داد سر راهش سری هم به منسفیلد بزند، و آقای ییتس هم قبول کرده بود. mizan_test_en_fa and he did come rather earlier than had been expected, in consequence of the sudden breaking up of a large party assembled for gaiety at the house of another friend, which he had left Weymouth to join. آقای ییتس زودتر از آنکه تصورش می‌رفت به منسفیلد آمده بود، چون جمع بزرگی که برای خوش گذرانی در خانه یکی از دوستان تشکیل شده بود، و او هم از وبموث به آن‌جا رفته بود، به دلیلی به هم خورده بود. mizan_test_en_fa He came on the wings of disappointment, آقای ییتس، که حسابی سرخورده و مایوس شده بود، mizan_test_en_fa and with his head full of acting, for it had been a theatrical party; سرش هنوز باد هنرپیشگی داشت، چون جمعی که به هم خورده بود جمع تئاتری بود. mizan_test_en_fa and the play in which he had borne a part was within two days of representation, نمایشی که او در آن نقشی بازی می‌کرد، دو روز مانده به اجرا به هم خورده بود، mizan_test_en_fa when the sudden death of one of the nearest connexions of the family had destroyed the scheme and dispersed the performers. چون مرگ ناگهانی یکی از بستگان نزدیک خانواده برنامه را به هم زده و اجراکنندگان نمایش هم پخش پلا شده بودند. mizan_test_en_fa To be so near happiness, so near fame, so near the long paragraph in praise of the private theatricals at Ecclesford, the seat of the Right Hon. درست در آستانه سعادت، درست در آستانه شهرت، درست در آستانه انتشار مطالب مفصل در تعریف و تمجید از گروه‌های خصوصی تئاتری اکلسفرد، mizan_test_en_fa Lord Ravenshaw, in Cornwall, which would of course have immortalised the whole party for at least a twelvemonth! مقر جناب مستطاب لرد ربونشا، در کورنوال ‌، ‌ که واقعا هم کل افراد گروه را برای یک سال به جاودانگی می‌رساند! mizan_test_en_fa Ecclesford and its theatre, with its arrangements and dresses, rehearsals and jokes, تنها چیزی که حرفش را می‌زد اکلسفرد بود و تئاترش، با آن نظم و ترتیب‌ها و لباس‌ها و تمرین‌ها و شوخی‌هایش. mizan_test_en_fa was his never failing subject, and to boast of the past his only consolation. تنها چیزی هم که تسکینش می‌داد پزدادن و حرف‌زدن از گذشته‌ها بود. mizan_test_en_fa Happily for him, a love of the theatre is so general, an itch for acting so strong among young people, that he could hardly out talk the interest of his hearers. از حسن تصادف، عشق تئاتر آن‌قدر رواج دارد و میل بازنگری آن‌قدر بین جوان‌ها قوی است که هر وقت صحبت تئاتر و بازنگری پیش می‌آمد او نمی‌توانست متکلم‌وحده باشد. mizan_test_en_fa From the first casting of the parts to the epilogue it was all bewitching, از واگذاری اولیه نقش‌ها گرفته تا اختتامیه نمایش، همه و همه جذاب و روبایی بود، mizan_test_en_fa and there were few who did not wish to have been a party concerned, or would have hesitated to try their skill. و کمتر کسی پیدا می‌شد که نخواهد دستی بر آتش داشته باشد یا هنرنمایی کند. mizan_test_en_fa ;A trifling part,; said he, ;and not at all to my taste, می‌گفت: نقش مهمی نبود و اصلا با ذوق و سلیقه‌ام جور درنمی‌آمد. mizan_test_en_fa and such a one as I certainly would not accept again; خلاصه نقشی نبود که اگر دوباره پیشنهاد بشود قبول کنم. mizan_test_en_fa but I was determined to make no difficulties. ولی من نمی‌خواستم دردسر درست کنم. mizan_test_en_fa Lord Ravenshaw and the duke had appropriated the only two characters worth playing before I reached Ecclesford; قبل از این‌که به اکلسفرد برسم’ لرد ربونشا و جناب دوک آن دو نقش به‌دردبخور را گرفته بودند. mizan_test_en_fa and though Lord Ravenshaw offered to resign his to me, it was impossible to take it, you know. البته لرد ربونشا می‌گفت حاضر است خودش کنار برود و نقش را به من بدهد، اما خودتان که می‌دانید، نمی‌شد قبول کرد. mizan_test_en_fa I was sorry for _him_ that he should have so mistaken his powers, for he was no more equal to the Baron متاسف بودم که قدرت و استعداد خودش را دست بالا گرفته، چون اصلا از پس نقش بارون برنمی‌آمد! mizan_test_en_fa a little man with a weak voice, always hoarse after the first ten minutes. آدم ریزه میزه، ‌، آن هم با صدای ضعیف، ده دقیقه که بگذرد صدایش می‌گیرد! mizan_test_en_fa Sir Henry thought the duke not equal to Frederick, سر هنری فکر می‌کرد جناب دوک از پس نقش فردریک برنمی‌آید، mizan_test_en_fa but that was because Sir Henry wanted the part himself; اما این حرف را به خاطر این می‌زد که خودش این نقش را بگیرد. mizan_test_en_fa whereas it was certainly in the best hands of the two. راستش، هیچ کدام از عهده‌اش برنمی‌آمدند. mizan_test_en_fa ;It was a hard case, upon my word;; and, ;I do think you were very much to be pitied,; were the kind responses of listening sympathy. آن‌هایی‌که با علاقه‌گوش می‌دادند در جواب این حرف‌ها با نهایت مهر و محبت می‌گفتند: واقعا چه کار سختی بود … یا لابد آرامش و آسایش نداشتید، آدم دلش برای شما می‌سوزد … mizan_test_en_fa ;It is not worth complaining about; but to be sure the poor old dowager could not have died at a worse time; ارزش‌گله و شکایت ندارد، ولی واقعا آن بانوی ییر بدترین موقع را برای مردن انتخاب‌کرد. mizan_test_en_fa and it is impossible to help wishing that the news could have been suppressed for just the three days we wanted. نمی‌شدگفت فقط سه روز که ما لازم داشتیم جلوپخش خبر مرگ او را بگیرند. mizan_test_en_fa It was but three days; چیزی نبود، فقط سه روز. mizan_test_en_fa Well, the jointure may comfort _him_; خب، شاید این اوضاع به نفع او تمام شده باشد. mizan_test_en_fa and perhaps, between friends, he began to tremble for his credit and his lungs in the Baron, شاید، بین خودمان باشد، واقعا به خاطر اسم و رسم و نفس خودش می‌ترسید نقش بارون را بازی کند. mizan_test_en_fa This, though the thought of the moment, این فکر با اینکه آنی بود دنبال شد. mizan_test_en_fa for the inclination to act was awakened, and in no one more strongly than in him who was now master of the house; شوق بازنگری بیدار شد، بیش از همه درکشی که دیگر ارباب خانه بود. mizan_test_en_fa and who, having so much leisure as to make almost any novelty a certain good, آن‌قدر فراغت خاطر هم داشت که از هر پیشنهاد جدیدی استقبال کند، mizan_test_en_fa had likewise such a degree of lively talents and comic taste, as were exactly adapted to the novelty of acting. و چون ذوق کمیک و جنب‌وجوش کافی هم در وجودش بود انگار برای همین کار جدید ساخته شده بود. mizan_test_en_fa The thought returned again and again. خلاصه، این فکر چند بار دیگر هم مطرح شد. mizan_test_en_fa ;I could be fool enough at this moment to undertake any character that ever was written, واقعا من در این لحظه می‌توانم تا جایی حماقت‌کنم‌که هر نقشی راکه تا به حال نوشته شده به عهده بگیرم، mizan_test_en_fa from Shylock or Richard III down to the singing hero of a farce in his scarlet coat and cocked hat. از شایلاک یا ربچارد سوم‌گرفته تا قهرمان آوازخوان یک نمایش فکاهی با آن‌کت قرمز وکلاه سه‌گوش. mizan_test_en_fa I feel as if I could be anything or everything; احساس می‌کنم که انگار می‌توانم هر چیز و همه چیز پاشم، ‌. mizan_test_en_fa as if I could rant and storm, or sigh or cut capers, معرکه بگیرم و شلوغ کنم، یا بزنم و بکوبم، یا جست‌وخیز کنم، … mizan_test_en_fa in any tragedy or comedy in the English language. در هر تراژدی یا کمدی که به زبان انگلیسی نوشته شده باشد. mizan_test_en_fa If we are to act, let it be in a theatre completely fitted up with pit, boxes, and gallery,\ اگر قرار است بازی کنیم بهتر است تئاتری داشته باشیم که کاملا مجهز باشد، با ردیف‌های عقب، لژ، بالکن. mizan_test_en_fa and let us have a play entire from beginning to end; بهتر است نمایشی داشته باشیم که از اول تا آخرش معرکه باشد. mizan_test_en_fa ;True, to see real acting, good hardened real acting; بله، فقط به خاطر این‌که بازی‌های درست وحسابی ببینم، بازی‌هایی‌که واقعا برای آن‌ها کار و تمرین کرده‌اند. mizan_test_en_fa but I would hardly walk from this room to the next to look at the raw efforts of those who have not been bred to the trade: برای دیدن ناشی‌بازی آدم‌هایی که برای این‌کار تربیت نشده‌اند، حاضر نیستم حتی از این اتاق بروم آن اتاق … mizan_test_en_fa a set of gentlemen and ladies, who have all the disadvantages of education and decorum to struggle through.; یک مشت آقا و خانم‌که رفتارشان‌کلی عیب و ایراد دارد. mizan_test_en_fa After a short pause, however, the subject still continued, and was discussed with unabated eagerness, every one's inclination increasing by the discussion, and a knowledge of the inclination of the rest; اما بعد از مکث کوتاهی صحبت ادامه پیدا کرد باز شوروشوق به خرج دادند در ادامه بحث شوق و ذوق‌شان بیشتر هم شد، چون همین شور و شوق را در بقیه هم می‌دیدند. mizan_test_en_fa and though nothing was settled but that Tom Bertram would prefer a comedy, البته به نتیجه‌ای نرسیدند جز اینکه تام برترام کمدی را ترجیح می‌داد، mizan_test_en_fa and his sisters and Henry Crawford a tragedy, and that nothing in the world could be easier than to find a piece which would please them all, the resolution to act something or other seemed so decided as to make Edmund quite uncomfortable. و خواهرهایش و هنری کرافرد تراژدی را، و اینکه پیداکردن نمایشنامه‌ای که همه را راضی کند عین آب‌خوردن است، و آخر سر هم صحبت‌ها به جایی رسید که انگار تصمیمی گرفته‌اند ادموند کاملا از این وضع ناراضی بود. mizan_test_en_fa He was determined to prevent it, if possible, though his mother, who equally heard the conversation which passed at table, did not evince the least disapprobation. تصمیم گرفت با کمک مادرش مانع چنین کاری بشود، چون مادرش به این صحبت‌ها گوش داده بود و هیچ علامت موافقتی در قیافه‌اش به چشم نمی‌خورد. mizan_test_en_fa and the doors at the farther end, communicating with each other, آن درهای ته اتاق هم درست همان چیزی است که ما لازم داریم. mizan_test_en_fa as they may be made to do in five minutes, ‌، چون ظرف پنج دقیقه می‌شود کاری کرد که به هم راه داشته پاشند. mizan_test_en_fa ;You are not serious, Tom, in meaning to act? ; said Edmund, in a low voice, as his brother approached the fire. ادموند همان موقع که برادرش داشت به طرف بخاری می‌رفت آهسته به او گفت: جدی که نمی‌گویی، تام؟ واقعا منظورت این است که نمایش اجرا بشود؟ ‌ mizan_test_en_fa ;I think it would be very wrong. به نظر من غلط است. mizan_test_en_fa In a _general_ light, private theatricals are open to some objections, but as _we_ are circumstanced, I must think it would be highly injudicious, and more than injudicious to attempt anything of the kind. به طورکلی، تئاترهای خصوصی و خانگی بدون عیب و ایراد نیستند، و در شرایطی‌که ما هستیم خیلی اشتباه است‌که بخواهیم چنین‌کاری بکنیم، حتی از اشتباه هم بدتر، حماقت است. mizan_test_en_fa ;You take up a thing so seriously! چه‌قدر این قضیه پیش‌پاافتاده را جدی می‌گیری! mizan_test_en_fa as if we were going to act three times a week till my father's return, and invite all the country. مگر ما می‌خواهیم هفته‌ای سه بار اجرا کنیم، آن هم تا موقعی‌که پدر برگردد، و همه این اطراف را هم دعوت‌کنیم؟ mizan_test_en_fa But it is not to be a display of that sort. قرار نیست چنین کاری بکنیم. mizan_test_en_fa We mean nothing but a little amusement among ourselves, just to vary the scene, and exercise our powers in something new. هیچ قصد و نقشه‌ای نداپم جز اینکه کمی سر خودمان را گرم کنیم، تنوعی ایجاد کنیم و قدرت و ابتکاری به خرج بدهیم، ‌. mizan_test_en_fa and I can conceive no greater harm or danger to any of us in conversing in the elegant written language of some respectable author than in chattering in words of our own. چون به نظر من چیزی که ضرر و خطرش برای ما زیادتر از هر چیز دیگری است این است که به جای حرف‌زدن با لغت‌های خودمانی برونم سراغ زبان مکتوب و فاخر فلان نوبسنده نامدار. mizan_test_en_fa I have no fears and no scruples. وگرنه، من نه می‌ترسم نه ایرادی می‌بینم. mizan_test_en_fa And as to my father's being absent, it is so far from an objection, that I consider it rather as a motive; اما غیبت پدر … اینکه اشکال ندارد، تازه خودش نوعی انگیزه است. mizan_test_en_fa for the expectation of his return must be a very anxious period to my mother; می‌دانی که مادرمان مدام دلواپس برگشتن پدر است. همه‌اش دلشوره دارد. mizan_test_en_fa and if we can be the means of amusing that anxiety, and keeping up her spirits for the next few weeks, خب، اگر بتوانیم کاری کنیم که این دلواپسی و دلشوره کم‌تر بشود و این چند هفته روحیه بهتری داشته باشد، mizan_test_en_fa I shall think our time very well spent, and so, خب، فکر می‌کنم وقتمان را درست مصرف کرده‌ایم. mizan_test_en_fa Lady Bertram, sunk back in one corner of the sofa, the picture of health, wealth, ease, and tranquillity, was just falling into a gentle doze, while Fanny was getting through the few difficulties of her work for her. لیدی برترام که گوشه کاناپه لم داده بود، مظهر سلامت و رفاه و آسایش و آرامش بود و داشت به چرت می‌رفت، و فانی هم داشت چند اشکال جزیی کاری را که دستش بود و برای او انجام می‌داد حل می‌کرد. mizan_test_en_fa ;By Jove! this won't do,; cried Tom, throwing himself into a chair with a hearty laugh. تام قاه‌قاه خندید و خودش را روی یک صندلی انداخت و با صدای بلند گفت: خدایا! اینکه نمی‌شود. mizan_test_en_fa ;To be sure, my dear mother, your anxiety I was unlucky there.; راستش، مادر جانم، دلهره و اضطراب تو … متاسفانه من آن‌جا بودم. mizan_test_en_fa Well, Edmund,; he continued, returning to the former subject, posture, and voice, as soon as Lady Bertram began to nod again, ;And I am convinced to the contrary. خب، ادموند ….. و به محض اینکه لیدی برترام بار دیگر سرش کمی پایین افتاد، همان صحبت قبلی را با همان حالت و لحن قبلی از سر گرفت و گفت: من برعکس تو فکر می‌کنم. … mizan_test_en_fa Nobody is fonder of the exercise of talent in young people, or promotes it more, than my father, پدرمان خیلی هم از پرورش استعداد جوان‌ها خوشش می‌آید، حتی مشوق این‌جورکارهاست. … mizan_test_en_fa and for anything of the acting, spouting, reciting kind, I think he has always a decided taste. در مورد بازنگری، علم بیان، دکلمه و این قبیل فعالیت‌ها، به نظر من همیشه ذوق و قریحه به خرج می‌داده. mizan_test_en_fa ;If you are resolved on acting,; replied the persevering Edmund, ;I must hope it will be in a very small and quiet way; a ادموند با سماجت جواب داد: اگر به هر قیمتی می‌خواهی توی نمایش بازی‌کنی، امیدوارم جمع و جور و آرام برگزار بشود. mizan_test_en_fa nd I think a theatre ought not to be attempted. لازم هم نیست که یک تئاتر علم کنیم... mizan_test_en_fa I have quite as great an interest in being careful of his house as you can have; من هم مثل تو اصلا دلم نمی‌خواهد بلایی سر این خانه بیاید. mizan_test_en_fa and as to such alterations as I was suggesting just now, در مورد تغییراتی هم‌که صحبتش راکرده‌ام، ‌. mizan_test_en_fa such as moving a bookcase, or unlocking a door, جابه‌جاکردن یک قفسه کتاب، یا بازکردن یک در، mizan_test_en_fa or even as using the billiard room for the space of a week without playing at billiards in it, یا حتی استفاده‌کردن از اتاق بیلیارد، برای یک هفته، بدون این‌که توی آن بیلیارد بازی‌کنیم … mizan_test_en_fa you might just as well suppose he would object to our sitting more in this room, and less in the breakfast room, خودت هم می‌دانی که پدرمان، قبل از رفتنش، به اینکه ما نباید توی این اتاق می‌نشستیم و کم‌تر می‌رفتیم به اتاق صبحانه گاهی اعتراض می‌کرد، mizan_test_en_fa than we did before he went away, or to my sister's pianoforte being moved from one side of the room to the other, Absolute nonsense!; یا ایراد می‌گرفت چرا ییانوی خواهرهای من و تو از این طرف اتاق به آن طرف اتاق منتقل شده … بی‌خود و بی‌جهت! mizan_test_en_fa Something of a theatre we must have undoubtedly, البته یک تئاتری سر هم می‌کنیم، mizan_test_en_fa but it will be on the simplest plan: a green curtain and a little carpenter's work, and that's all; اما خیلی ساده خواهیم گرفت‌م … یک پرده سبز وکمی هم کار نجاری … همین … mizan_test_en_fa and as the carpenter's work may be all done at home by Christopher Jackson himself, it will be too absurd to talk of expense; تازه کارهای نجاری را خود کریستوفر جکسن توی منزل انجام می‌دهد، و اصلا حرف خرج و مخارج هم بی‌ربط است. … mizan_test_en_fa Don't imagine that nobody in this house can see or judge but yourself. خیال نکن کسی جز تو در این خانه نظر ندارد. … mizan_test_en_fa Don't act yourself, if you do not like it, but don't expect to govern everybody else.; اگر دوست نداری، خودت می‌توانی بازی نکنی، اما انتظار نداشته باش که همه حرف تو را گوش کنند. mizan_test_en_fa Fanny, who had heard it all, and borne Edmund company in every feeling throughout the whole, now ventured to say, in her anxiety to suggest some comfort, فانی که همه این حرف‌ها را شنیده بود و در این ماجرا با ادموند احسان همدلی می‌کرد، در عین دلشوره و ناراحتی لب باز کرد تا ادموند را آرام کند. mizan_test_en_fa ;Perhaps they may not be able to find any play to suit them. گفت: شاید نتوانند نمایشی پیدا کنند که به دردشان بخورد. mizan_test_en_fa and if I cannot convince them myself, I shall let things take their course, without attempting it through her. اگر خودم توانستم متقاعدشان کنم چه بهتر، وگرنه ول می‌کنم به حال خودشان تا کارشان را بکنند سعی نمی‌کنم از طریق خاله نوریس فشار بیاورم. mizan_test_en_fa Family squabbling is the greatest evil of all, and we had better do anything than be altogether by the ears.; جروبحث خانوادگی از همه بدتر است هرچه بشود بهتر از این است که همه داد و فریاد کنیم. mizan_test_en_fa His sisters, to whom he had an opportunity of speaking the next morning, روز بعد، ادموند فرصت پیدا کرد با خواهرهایش صحبت‌کند، mizan_test_en_fa were quite as impatient of his advice, quite as unyielding to his representation, quite as determined in the cause of pleasure, as Tom. اما آن‌ها هم مانند تام طاقت شنیدن توصیه‌های او را نداشتند تسلیم استدلال‌هایش نمی‌شدند و کاملا تابع هوا و هوس‌شان بودند و می‌خواستند کیف‌کنند. … mizan_test_en_fa There could be no harm in what had been done in so many respectable families, این‌همه خانواده‌های آبرومند همین کار را کرده بودند، mizan_test_en_fa and by so many women of the first consideration; این‌همه خانم‌های اسم و رسم دار هم شرکت کرده بودند، مگر چه ضرری داشت، ‌. mizan_test_en_fa and it must be scrupulousness run mad that could see anything to censure in a plan like theirs, سختگیری و حتی دیوانگی است که آدم بیاید به چنین برنامه‌ای عیب و ایراد بگیرد، mizan_test_en_fa comprehending only brothers and sisters and intimate friends, and which would never be heard of beyond themselves. برنامه‌ای که برادرها و خواهرها با کمک چند دوست صمیمی می‌خواهند اجرا کنند و کسی هم جز خودشان اصلا خبردار نمی‌شود. mizan_test_en_fa Julia _did_ seem inclined to admit that Maria's situation might require particular caution and delicacy البته جولیا قبول داشت که موقعیت ماریا طوری است که باید دقت و مراقبت بیشتری به خرج بدهد … mizan_test_en_fa but that could not extend to _her_ she was at liberty; اما این قضیه شامل خود او نمی‌شد … خود او آزاد بود. mizan_test_en_fa and Maria evidently considered her engagement as only raising her so much more above restraint, ماریا هم نامزدی‌اش را چنین تعبیر می‌کرد که حالا دیگر کارش از احتیاط و این‌جور حرف‌ها گذشته، mizan_test_en_fa and leaving her less occasion than Julia to consult either father or mother. و دلیلی ندارد که مثل جولیا برود نظر پدر یا مادر را جلب کند. mizan_test_en_fa Edmund had little to hope, but he was still urging the subject when Henry Crawford entered the room, fresh from the Parsonage, calling out, ادموند امیدی نداشت‌که متقاعدشان کند، اما همچنان اصرار می‌کرد، تا این‌که هنری‌کرافرد، سرحال و بانشاط، از خانه‌کشیشی سر رسید و با صدای بلندگفت: mizan_test_en_fa ;No want of hands in our theatre, Miss Bertram. در تئاترمان هیچ جورکم‌وکسری نداربم، دوشیزه برترام، ‌. mizan_test_en_fa No want of understrappers: my sister desires her love, اصلا دست‌تنها نیستیم … خواهرم عاشق این کار است، mizan_test_en_fa and hopes to be admitted into the company, دلش می‌خواهد عضو گروه باشد، mizan_test_en_fa and will be happy to take the part of any old duenna or tame confidante, that you may not like to do yourselves.; و دوست دارد نقش هر گیس‌سفید یا محرم راز را که بخواهید بازی کند، نقش‌هایی که خودتان احتمالا دوست ندارند بازی کنید. mizan_test_en_fa ; And Edmund, silenced, ‌ ادموند ساکت شد. mizan_test_en_fa was obliged to acknowledge that the charm of acting might well carry fascination to the mind of genius; مجبور شد قبول کند که جاذبه بازیگری و تئاتر می‌تواند هر ذهن مبتکری را به خود جلب کند. mizan_test_en_fa and with the ingenuity of love, to dwell more on the obliging, accommodating purport of the message than on anything else. عشق هم به مددش آمد و به جای هر چیزی بیشتر به معنای خوب و دلگرم‌کننده این پیام فکرکرد. mizan_test_en_fa She started no difficulties that were not talked down in five minutes by her eldest nephew and niece, who were all powerful with her; هر مشکل و مسئله‌ای که مطرح می‌شد با پنج دقیقه صحبت با پسر و دختر بزرگ خواهرش حل‌وفصل می‌شد، mizan_test_en_fa and as the whole arrangement was to bring very little expense to anybody, and none at all to herself, و چون کل این کار هیچ خرج و مخارجی روی دست کسی نمی‌گذاشت، و برای خود او هم اصلا خرجی نداشت، mizan_test_en_fa as she foresaw in it all the comforts of hurry, bustle, and importance, and derived the immediate advantage of fancying herself obliged to leave her own house, و تازه کلی جنب‌وجوش و برو و بیا و فرزی و تندی لازم بود، بلافاصله از همین فرصت استفاده کرد و دید که باید خانه خودش را ترک کند، mizan_test_en_fa where she had been living a month at her own cost, and take up her abode in theirs, that every hour might be spent in their service, چون یک ماه تمام آن‌جا به خرج خودش زندگی کرده بود و برود مقیم خانه آن‌ها بشود تا هر لحظه که به کمکش نیاز داشتند در خدمت‌شان باشد. mizan_test_en_fa she was, in fact, exceedingly delighted with the project. بله، خانم نوریس خیلی هم از این برنامه راضی بود، mizan_test_en_fa The business of finding a play that would suit everybody proved to be no trifle; پیدا کردن نمایشنامه‌ای که به مذاق همه خوش بیاید اصلا کار ساده‌ای نبود. mizan_test_en_fa and the carpenter had received his orders and taken his measurements, had suggested and removed at least two sets of difficulties, نجار آمده بود و اندازه گرفته بود، لااقل دو مشکل را مطرح و بعد بود، روشن هم کرده بود که باید جای بزرگتری باز کند و این کار خرج دارد، mizan_test_en_fa and having made the necessity of an enlargement of plan and expense fully evident, was already at work, while a play was still to seek. و حالا هم داشت کار می‌کرد اما هنوز خبری از نمایشنامه نبود هنوز داشتند دنبال نمایشنامه می‌گشتند. mizan_test_en_fa An enormous roll of green baize had arrived from Northampton, and been cut out by Mrs. Norris, یک توپ ماهوت سبز از نورثمتن آورده بودند و خاله نوریس برش داده بود، mizan_test_en_fa with a saving by her good management of full three quarters of a yard , با کیاست و تدبیر خاص خودش، سه‌چهارم یارد صرفه‌جوبی هم کرده بود، mizan_test_en_fa and was actually forming into a curtain by the housemaids, and still the play was wanting; و حالا واقعا خدمتکارها داشتند از آن یک پرده درمی‌آوردند، اما هنوز خبری از نمایشنامه نبود. mizan_test_en_fa and as two or three days passed away in this manner, Edmund began almost to hope that none might ever be found. دو سه روز که به این منوال سپری شد، ادموند باز فکر کرد آن‌ها هیچ نمایشنامه‌ای نمی‌توانند پیدا کنند. mizan_test_en_fa There were, in fact, so many things to be attended to, so many people to be pleased, so many best characters required, واقعا که به خیلی چیزها می‌بایست توجه کنند، همه هم می‌بایست راضی پاشند، کلی هم کاراکتر باب طبع لازم داشتند، mizan_test_en_fa and, above all, such a need that the play should be at once both tragedy and comedy, و از همه مهم‌تر، می‌بایست نمایشنامه‌ای پیداکنند که در آن واحد هم تراژدی باشد هم کمدی، mizan_test_en_fa that there did seem as little chance of a decision as anything pursued by youth and zeal could hold out. ‌ به خاطر همین، بعید بود به تصمیم و نتیجه‌ای برسند که با احوالات جوانی و شوروشوق‌شان جور دربیاید. mizan_test_en_fa on the comic, Tom Bertram, not _quite_ alone, because it was evident that Mary Crawford's wishes, though politely kept back, inclined the same way: تام برترام طرفدار کمدی بود، و البته تنها نبود، چون معلوم بود که مری کرافرد هم میلش به کمدی است، mizan_test_en_fa but his determinateness and his power seemed to make allies unnecessary; اما با نهایت نزاکت و ادب سعی دارد این میل خود را مهار کند. mizan_test_en_fa and, independent of this great irreconcilable difference, they wanted a piece containing very few characters in the whole, ولی پافشاری و قدرت‌نمایی تام برترام طوری بود که اصلا نیازی به هم‌فکر نداشت سوای این اختلاف نظر لاینحل، همه طالب نمایشنامه‌ای بودند که کاراکترهایش زیاد نباشند، mizan_test_en_fa but every character first rate, and three principal women. اما همه کاراکترهایش درجه یک پاشند و سه زن اصلی هم داشته باشد. mizan_test_en_fa Neither Hamlet, nor Macbeth, nor Othello, nor Douglas, nor The Gamester, presented anything that could satisfy even the tragedians; چه هملت، چه مکبث، چه تلو، چه دکلاس، چه قمارباز، هیچ کدام لطفی نداشتند که حتی طرفداران تراژدی را راضی کند. mizan_test_en_fa and The Rivals, The School for Scandal, Wheel of Fortune, Heir at Law, and a long et cetera, were successively dismissed with yet warmer objections. حریف، مدرسه بری جنجال، ‌، چرخ سرنوشت، وارث قانونی و تعداد زیادی نمایشنامه دیگر هم با کلی عیب و ایراد گرفتن کلکشان کنده شد. mizan_test_en_fa Fanny looked on and listened, not unamused to observe the selfishness which, more or less disguised, seemed to govern them all, فانی نگاه می‌کرد و می‌شنید، و شاهد خودخواهی‌هایی بود که کم و بیش پنهان و به صورت‌های مختلف در همه آن‌ها وجود داشت. mizan_test_en_fa and wondering how it would end. فکر می‌کرد بالاخره کار به کجا ختم خواهد شد، mizan_test_en_fa For her own gratification she could have wished that something might be acted, for she had never seen even half a play, فانی خودش بدش نمی‌آمد که نمایشنامه‌ای اجرا بشود، زیرا هیچ وقت نمایشنامه اجرا شده‌ای را ندیده بود، mizan_test_en_fa but everything of higher consequence was against it. اما همه شواهد نشان می‌داد که نباید امیدی بست. mizan_test_en_fa The pause which followed this fruitless effort was ended by the same speaker, who, taking up one of the many volumes of plays that lay on the table, and turning it over, suddenly exclaimed ;Lovers' Vows! بعد از این تلاش بی‌ثمر، سکوت حاکم شد، اما باز تام برترام سکوت را شکست یکی از کتاب‌های متعددی را که روی میز بود برداشت، پشت و روبش را نگاه کرد و یکباره گفت: پیم‌ن عش‌ق! mizan_test_en_fa Here are two capital tragic parts for Yates and Crawford, and here is the rhyming Butler for me, if nobody else wants it; دو نقش تراژیک اصلی برای ییتس و کرافرد دارد، و یک سر خدمتکار وراج برای من … البته اگر کس دیگری نخواهد … mizan_test_en_fa a trifling part, but the sort of thing I should not dislike, یک نقش جزئی است، اما جوری نیست که من بدم بیاید. mizan_test_en_fa and, as I said before, I am determined to take anything and do my best. قبلا هم گفتم، هر نقشی که باشد سعی می‌کنم درست اجرایش کنم. mizan_test_en_fa Mr. Yates was particularly pleased: بخصوص آقای ییتس راضی بود. mizan_test_en_fa he had been sighing and longing to do the Baron at Ecclesford, کلی آرزو داشت و دلش می‌خواست در اکلسفرد نقش بارون را بازی کند. mizan_test_en_fa had grudged every rant of Lord Ravenshaw's, and been forced to re rant it all in his own room. به تک‌تک دکلمه‌های لرد ربونشا دندان‌قروچه رفته بود و مجبور شده بود تمام آن دکلمه‌ها را توی اتاق خودش برای خودش تکرار کند. mizan_test_en_fa The storm through Baron Wildenheim was the height of his theatrical ambition; کولاک کردن در نقش بارون وبلدنهایم نهایت آرزوی تئاتری‌اش بود، mizan_test_en_fa and with the advantage of knowing half the scenes by heart already, he did now, with the greatest alacrity, offer his services for the part. و چون نصف بیشتر صحنه‌ها را دیگر کاملا از حفظ بود با رغبت تمام اعلام کرد که برای ایفای این نقش در خدمت است. mizan_test_en_fa To do him justice, however, he did not resolve to appropriate it; البته، برای رعایت انصاف باید گفت که نمی‌خواست این نقش را خدای نکرده به هر قیمتی غصب کند … mizan_test_en_fa for remembering that there was some very good ranting ground in Frederick, he professed an equal willingness for that. چون یادش آمد دکلمه خوبی هم در نقش فردریک وجود دارد، و گفت که برای این نقش هم آماده است. mizan_test_en_fa by observing to Mr. Yates that this was a point in which height and figure ought to be considered, به خاطر همین، به آقای ییتس گفت که در این قضیه باید قد و قامت باپکر را هم به حساب آورد، mizan_test_en_fa and that _his_ being the tallest, seemed to fit him peculiarly for the Baron. و چون آقای ییتس بلندقدتر است نقش بارون برایش مناسب‌تر است، ‌. mizan_test_en_fa She was acknowledged to be quite right, and the two parts being accepted accordingly, she was certain of the proper Frederick. قبول کردند که حق با دوشیزه برترام است، و او بعد از این تقسیم نقش‌ها خیالش راحت شد که نقش را چه کسی بازی خواهد کرد. mizan_test_en_fa Three of the characters were now cast, besides Mr. Rushworth, تکلیف سه تا از نقش‌ها روشن شده بود، به‌اضافه نقشی که آقای راشورث می‌بایست بازی کند، mizan_test_en_fa who was always answered for by Maria as willing to do anything; چون مدام ماریا از طرف او اعلام می‌کرد که هر نقشی را با کمال میل اجرا می‌کند. mizan_test_en_fa he was very sure his sister had no wish of acting but as she might be useful, اطمینان داد که خواهرش زیاد به فکر بازی کردن نیست، اما دوست دارد مفید باشد، mizan_test_en_fa and that she would not allow herself to be considered in the present case. و راضی نیست عجالتا بقیه به خاطر او به فکرشان فشار بیاورند. mizan_test_en_fa But this was immediately opposed by Tom Bertram, who asserted the part of Amelia to be in every respect the property of Miss Crawford, if she would accept it. اما تام برترام بلافاصله مخالفت کرد و کفت که نقش آملیا از هر جهت برای دوشیزه کرافرد مناسب است، البته به شرطی که خودش قبول کند. mizan_test_en_fa Henry Crawford, who meanwhile had taken up the play, هنری کرافرد که در این موقع نمایشنامه را به دست گرفته بود، mizan_test_en_fa and with seeming carelessness was turning over the first act, soon settled the business. و ظاهرا بی‌اعتنا داشت پرده اول را ورق می‌زد، زود به قضیه فیصله داد. mizan_test_en_fa She saw a glance at Maria which confirmed the injury to herself: جولیا نگاهی به ماریا انداخت ظاهر ماریا نشان می‌داد که سر جولیا کلاه رفته. mizan_test_en_fa it was a scheme, a trick; she was slighted, Maria was preferred; حقه بود … دوز و کلک بود. تحقیر شده بود. ماریا ترجیح داده شده بود. mizan_test_en_fa the smile of triumph which Maria was trying to suppress shewed how well it was understood; ماریا سعی می‌کرد لبخند فاتحانه‌اش را بپوشاند، و همین نشان می‌داد که بله، جولیا درست فهمیده است. mizan_test_en_fa \and before Julia could command herself enough to speak, her brother gave his weight against her too, by saying, ;Oh yes! قبل از آنکه جولیا بتواند خودش را جمع‌وجور کند و چیزی بگو، برادرش نیز به ضررش وارد عمل شد و گفت: اوه!! بله، mizan_test_en_fa ;Why, as to _that_, my good friend, till I and my company have really acted there must be some guesswork; دوست عزیز، برای همین‌کاری‌که تو می‌گوبی، تا زمانی‌که من وگروهم وفعا جر ر شروع هیم باید لی سبق‌سنین هم بنیم. mizan_test_en_fa We cannot have two Agathas, ما که نمی‌توانیم دو تا آگاتا داشته پاشیم. mizan_test_en_fa and we must have one Cottager's wife; از طرفی به یک زن کشاورز نیاز داربم. mizan_test_en_fa and I am sure I set her the example of moderation myself in being satisfied with the old Butler. فکر می‌کنم خود من برای جولیا یک سرمشق فروتن پاشم، چون به نقش سر خدمتکار پیر قناعت کرده‌ام. mizan_test_en_fa If the part is trifling she will have more credit in making something of it; اگر نقشش جزئی است، اتفاقا باید هنر بیشتری به خرج بدهد تا چیزی از آن بیرون بکشد. mizan_test_en_fa and if she is so desperately bent against everything humorous, let her take Cottager's speeches instead of Cottager's wife's, and so change the parts all through; اگر هم با هر جور شوخی و فکاهی مخالف است، خب بهتر است دکلمه‌های خود آن کشاورز را قبول کند، نه طرز حرف‌زدن او را. mizan_test_en_fa _he_ is solemn and pathetic enough, I am sure. نقش‌ها را عوض می‌کنیم خود آن کشاورز آدم سرسنگین و قابل ترحمی است. mizan_test_en_fa ;With all your partiality for Cottager's wife,; said Henry Crawford, هنری کرافرد گفت: با تمام دفاعی که از زن کشاورز می‌کنید، mizan_test_en_fa ;it will be impossible to make anything of it fit for your sister, نمی‌شود چیزی از آن بیرون کشید که مناسب خواهرتان باشد، mizan_test_en_fa and we must not suffer her good nature to be imposed on. و ما نباید به طبع لطیف ایشان فشار بیاوربم و تحمیل کنیم، ‌. mizan_test_en_fa ; turning to her with a look of anxious entreaty, which softened her a little; ‌ بعد با نگاهی که خواهش و دلشوره در آن موج می‌زد به طرف جولیا برگشت، و همین نگاه کمی دل جولیا را نرم کرد، mizan_test_en_fa but while she hesitated what to say, her brother again interposed with Miss Crawford's better claim. همان موقع که جولیا داشت این دست و آن دست می‌کرد تا چیزی بگو، بار دیگر برادرش به حرف آمد تا از حق دوشیزه کرافرد دفاع کند. mizan_test_en_fa She looked suspiciously at her sister; با شک و تردید به خواهرش نگاه کرد. mizan_test_en_fa Maria's countenance was to decide it: از روی قیافه ماریا می‌بایست تصمیم بگیرد. mizan_test_en_fa if she were vexed and alarmed اگر ماریا ناراحت بود و به فکر فرورفته بود … mizan_test_en_fa but Maria looked all serenity and satisfaction, and Julia well knew that on this ground Maria could not be happy but at her expense. اما ماریا آرام و راضی نشان می‌داد، و جولیا می‌دانست که ماریا فقط موقعی خوشحال است که خود او خوشحال نیست. mizan_test_en_fa With hasty indignation, therefore, and a tremulous voice, she said to him, ; به خاطر همین، به‌سرعت دلخور شد و با صدای لرزانی به هنری‌کرافردگفت: mizan_test_en_fa You do not seem afraid of not keeping your countenance when I come in with a basket of provisions ظاهرا اگر من با یک سبد آذوقه وارد بشوم، نمی‌ترسیدکه نتوانید خودتان را کنترل کنید … mizan_test_en_fa though one might have supposed هرچندکه همین را می‌بایست انتظار داشت … mizan_test_en_fa but it is only as Agatha that I was to be so overpowering! اما اگر اگاتا باشم آن وقت واقعا نمی‌توانید خودتان را کنترل کنید! ‌ … mizan_test_en_fa ;Do not be afraid of _my_ wanting the character,; cried Julia, جولیا ناگهان با خشم گفت: نترس، خیال نکن من این نقش را می‌خواهم … mizan_test_en_fa with angry quickness: ;I am _not_ to be Agatha, and I am sure I will do nothing else; من نمی‌خواهم نقش اگاتا را بازی کنم، و هیچ نقش دیگری را هم بازی نمی‌کنم. mizan_test_en_fa and as to Amelia, it is of all parts in the world the most disgusting to me. اما نقش آملیا، از همه نقش‌های دنیا برایم نفرت‌انگیزتر است. mizan_test_en_fa ; And so saying, she walked hastily out of the room, بعد ازگفتن این به‌سرعت از اتاق خارج شد. mizan_test_en_fa leaving awkward feelings to more than one, به چند نفر احساس بدی دست داد، mizan_test_en_fa but exciting small compassion in any except Fanny, who had been a quiet auditor of the whole, and who could not think of her as under the agitations of _jealousy_ without great pity. اما کسی دلش نسوخت، جز فانی‌که شنونده ساکت‌کل ماجرا بود و می‌فهمیدکه جولیا دچار حسادت شده است به خاطر همین هم دلش می‌سوخت. mizan_test_en_fa A short silence succeeded her leaving them; بعد از رفتن جولیا، مدتی همه ساکت مآندند. mizan_test_en_fa but her brother soon returned to business and Lovers' Vows, and was eagerly looking over the play, with Mr. Yates's help, to ascertain what scenery would be necessary اما کمی که گذشت، باز هم برادرش صحبت را از سر گرفت و از پیمان عشق حرف زد و با کمک آقای ییتس، با ذوق و شوق نمایشنامه را مرور کرد تا ببیند چه نوع صحنه‌آرایی‌هایی لازم است … mizan_test_en_fa while Maria and Henry Crawford conversed together in an under voice, ماریا و هنری کرافرد هم با صدای آهسته با هم حرف می‌زدند. mizan_test_en_fa and the declaration with which she began of, ;I am sure I would give up the part to Julia most willingly, ماریا می‌گفت: راستش من حاضر بودم با کمال میل نقشم را بدهم به جولیا، mizan_test_en_fa but that though I shall probably do it very ill, I feel persuaded _she_ would do it worse,; اما با اینکه احتمالا خود من خوب از پس این نقش برنمی‌آیم، این را هم می‌دانم که جولیا اصلا از پسش برنمی‌آید. mizan_test_en_fa was doubtless receiving all the compliments it called for. هنری کرافرد هم هر تعریف و تمجیدی که فکرت را بکنید بعد از این جمله ماریا نثارش کرد. mizan_test_en_fa When this had lasted some time, the division of the party was completed by Tom Bertram and Mr. Yates walking off together to consult farther in the room now beginning to be called _the_ _Theatre_, کمی که گذشت، تام برترام و آقای ییتس با هم رفتند توی اتاقی که دیگر اسمش شده بود تئاتر تا بیشتر بحث و تبادل نظر کنند. mizan_test_en_fa and Miss Bertram's resolving to go down to the Parsonage herself with the offer of Amelia to Miss Crawford; and Fanny remained alone. دوشیزه برترام هم تصمیم گرفت خودش به خانه کشیشی برود و نقش آملیا را به دوشیزه کرافرد پیشنهاد کند به این ترتیب، پراکنده شدند، و فانی تنها ماند. mizan_test_en_fa The first use she made of her solitude was to take up the volume which had been left on the table, فانی اولین استفاده‌ای که از تنهایی‌اش کرد این بود که کتاب را از روی میز برداشت. mizan_test_en_fa and begin to acquaint herself with the play of which she had heard so much. دلش می‌خواست از این نمایشی که آن همه وصفش را شنیده بود سر در بیاورد. mizan_test_en_fa Her curiosity was all awake, کنجکاوی‌اش تحریک شده بود. mizan_test_en_fa and she ran through it with an eagerness which was suspended only by intervals of astonishment, با چنان ولعی کتاب را می‌خواند که هیچ چیز جلودارش نبود جز تعجب و حیرتی که گاه‌گاه وجودش را فرا می‌گرفت، ‌. mizan_test_en_fa that it could be chosen in the present instance, تعجب می‌کرد که چرا در چنین وضعیتی آن را انتخاب کرده‌اند … mizan_test_en_fa that it could be proposed and accepted in a private theatre! اصلا عجیب بود که در تئاتری خصوصی آن را پیشنهاد کنند و بپذیرند! mizan_test_en_fa Agatha and Amelia appeared to her in their different ways so totally improper for home representation نقش اگاتا و آملیا به نظر او از جهات گوناگونی برای اجرای خانوادگی مناسب نبود … mizan_test_en_fa the situation of one, and the language of the other, so unfit to be expressed by any woman of modesty, وضعیت این یکی و طرز حرف زدن آن یکی اصلا طوری نبود که هیچ زن با حجب و حیایی بتواند اجرا کند. mizan_test_en_fa that she could hardly suppose her cousins could be aware of what they were engaging in; آن‌قدر نامناسب به نظر می‌رسید که فانی باور نمی‌کرد خاله‌زاده اصلا بدانند وارد چه کاری شده‌اند. mizan_test_en_fa and longed to have them roused as soon as possible by the remonstrance which Edmund would certainly make. دلش می‌خواست با اعتراضی که ادموند می‌کرد، هرچه سریعتر از این غفلت و نادانی دربیایند. mizan_test_en_fa He had the offer of Count Cassel and Anhalt, and at first did not know which to chuse, نقش کنت کسل و آنهالت به او پیشنهاد شد، اما او نمی‌دانست کدام را انتخاب کند. mizan_test_en_fa and wanted Miss Bertram to direct him; از دوشیزه برترام نظر خواست، mizan_test_en_fa but upon being made to understand the different style of the characters, اما وقتی فهمید این دو کاراکتر دو سبک متفاوت دارند، mizan_test_en_fa and which was which, and recollecting that he had once seen the play in London, and had thought Anhalt a very stupid fellow, و اصلا چه به چه است، و همچنین یادش آمد که زمانی این نمایش را در لندن دیده و آنهالت به نظرش آدم کودنی آمده بود، mizan_test_en_fa he soon decided for the Count. خیلی زود تصمیم گرفت نقش کنت را بازی کند. mizan_test_en_fa Miss Bertram approved the decision, دوشیزه برترام هم تایید کرد، mizan_test_en_fa for the less he had to learn the better; چون آقای راشورث هر چه کمتر می‌فهمید بهتر بود دوشیزه برترام نمی‌توانست در این آرزوی آقای راشورث که شاید کنت و اگاتا با هم بازی کنند شرابی بشود. mizan_test_en_fa Mr. Rushworth liked the idea of his finery very well, though affecting to despise it; آقای راشورث از فکر این زرق و برق‌ها خوشش آمد هر چند که وانمود می‌کرد خوشش نمی‌آید، mizan_test_en_fa and was too much engaged with what his own appearance would be to think of the others, or draw any of those conclusions, or feel any of that displeasure which Maria had been half prepared for. و خلاصه چنان ذهنش مشغول سر و وضع خودش شد که نه به بقیه فکر می‌کرد، نه به آن تبعاتی که ماریا تا حدودی خودش را برای آن آماده کرده بود. mizan_test_en_fa ;It is to be Lovers' Vows; and I am to be Count Cassel, پیمان عشق، من قرار است نقش‌کنت کسل را بازی‌کنم، ‌. mizan_test_en_fa and am to come in first with a blue dress and a pink satin cloak, and afterwards am to have another fine fancy suit, by way of a shooting dress. اول با لباس آبی وارد می‌شوم، ویک ردای اطلس صورتی، بعد لباس فانتزی قشنگی به سبک شکارچی‌ها … mizan_test_en_fa My stupidity was abominable, for here we have all the advantage of what I saw at Ecclesford; من چه خرفتی بودم، چون اینجا همه آن چیزهایی را که در اکلسفرد دیده‌ام داربم. mizan_test_en_fa and it is so useful to have anything of a model! خیلی هم خوب است که یک سرمشق و الگو هم داربم! … mizan_test_en_fa Maria blushed in spite of herself as she answered, ;I take the part which Lady Ravenshaw was to have done, and; ماریا قرمز شد و گفت: من نقشی را بازی می‌کنم که لیدی پونشا قرار بوده بازی کند، و … mizan_test_en_fa with a bolder eye ;Miss Crawford is to be Amelia.; با نگاه گستاخانه‌تری ادامه داد: دوشیزه کرافرد هم قرار است نقش آملیا را بازی کند. mizan_test_en_fa , and followed soon afterwards by Mr. Rushworth, Edmund almost immediately took the opportunity of saying, کمی بعد آقای راشورث هم از اتاق خارج شد، و ادموند از فرصت استفاده کرد و گفت: mizan_test_en_fa ;I cannot, before Mr. Yates, speak what I feel as to this play, without reflecting on his friends at Ecclesford; نمی‌توانم مقابل آقای ییتس بگویم که چه احساسی در مورد این نمایش دارم، چون به دوست‌های اکلسفردی‌اش برمی‌خورد … mizan_test_en_fa ;I am perfectly acquainted with the play, I assure you; مطمئن پاش که من با این نمایشنامه آشنایی کافی دارم … mizan_test_en_fa This picture of her consequence had some effect, for no one loved better to lead than Maria; چنین توصیفی از مقام و موقعیت ماریا به مذاقش خوش می‌آمد و روی او تاثیر می‌گذاشت، چون هیچ کس به اندازه او خوشش نمی‌آمد که سرمشق و راهنمای دیگران باشد، … mizan_test_en_fa and with far more good humour she answered, ;I am much obliged to you, Edmund; این بود که با خوش‌اخلاقی جواب داد: ادموند، خیلی از تو ممنونم، … mizan_test_en_fa you mean very well, I am sure: می‌دانم که نظر خیر داری … mizan_test_en_fa but I still think you see things too strongly; ولی هنوز فکر می‌کنم مبالغه می‌کنی. mizan_test_en_fa and I really cannot undertake to harangue all the rest upon a subject of this kind. من واقعا نمی‌توانم درباره چنین موضوعی برای بقیه سخنرانی راه بیندازم. … mizan_test_en_fa _There_ would be the greatest indecorum, I think.; این بدترین نوع بی‌اعتنایی به آداب نزاکت است. mizan_test_en_fa I do not know the play; but, as Maria says, من این نمایش را نمی‌شناسم، اما همان طور که ماریا گفته، mizan_test_en_fa if there is anything a little too warm and it is so with most of them it can be easily left out. اگر چیزی هم داشته باشد که کمی شور باشد و البته بیشترشان از این چیزهای شور دارند خیلی راحت می‌شود حذفش کرد. … mizan_test_en_fa I only wish Tom had known his own mind when the carpenters began, فقط کاش موقعی که نجار کارش را شروع می‌کرد تام به فکر و نتیجه مشخصی رسیده بود، mizan_test_en_fa for there was the loss of half a day's work about those side doors. چون نصف روز وقت برای آن درهای کنار صحنه تلف شد و رفت. … mizan_test_en_fa I _am_ of some use, I hope, in preventing waste and making the most of things. امیدوارم من وجودم این فایده را داشته باشد که نگذارم چیزی حیف و میل بشود و کاری کنم که از هر چیز بهترین استفاده ممکن بشود. mizan_test_en_fa I had been looking about me in the poultry yard, and was just coming out, داشتم توی مرغدانی دور خودم می‌چرخیدم و تازه داشتم می‌آمدم بیرون که یکهو فکر می‌کنید چه کسی را دیدم ‌؟ mizan_test_en_fa when who should I see but Dick Jackson making up to the servants' hall door with two bits of deal board in his hand, دیدم دیک جکسن دو تکه چوب کاج دستش گرفته به طرف در ورودی خدمتکارها می‌رود. mizan_test_en_fa bringing them to father, you may be sure; لابد داشت برای پدرش می‌برد. mizan_test_en_fa mother had chanced to send him of a message to father, مادرش تصادفا او را فرستاده بود برود پیغامی به پدرش برساند، mizan_test_en_fa and then father had bid him bring up them two bits of board, بعد هم پدرش به او گفته بود برود آن دو تکه چوب را بیاورد، mizan_test_en_fa for he could not no how do without them. چون بدون این دو تکه چوب کارش پیش نمی‌رفت، ‌. mizan_test_en_fa I knew what all this meant, for the servants' dinner bell was ringing at the very moment over our heads; فهمیدم قضیه از چه قرار است، چون درست همان لحظه زنگ غذای خدمتکارها بالای سرمان به صدا در آمده بود. mizan_test_en_fa and as I hate such encroaching people the Jacksons are very encroaching, I have always said so: چقدر از این جور دست‌کجی‌ها بدم می‌آید! من همیشه گفته‌ام که جکسن‌ها دستشان کج است. mizan_test_en_fa just the sort of people to get all they can , از آن جور آدم‌ها هستند که هرچه دستشان برسد برمی‌دارند. mizan_test_en_fa I said to the boy directly a great lubberly fellow of ten years old, you know, who ought to be ashamed of himself , ;_I'll_ take the boards to your father, Dick, so get you home again as fast as you can. ; خلاصه، به پسرک یک لندهور ده‌ساله که باید از خودش خجالت بکشد گفتم دیک، من چوب‌ها را می‌برم برای پدرت، ‌. تو زود برو خانه‌ات. … mizan_test_en_fa The boy looked very silly, پسرک خیلی کودن به نظر می‌رسید. mizan_test_en_fa and turned away without offering a word, for I believe I might speak pretty sharp; برگشت بدون این که کلمه‌ای بگو، چون احتمالا کمی تند حرف زده بودم. mizan_test_en_fa and I dare say it will cure him of coming marauding about the house for one while. به نظرم دیگر تا یک مدتی نمی‌آید دور منزل بپلکد، … mizan_test_en_fa Nobody was at the trouble of an answer; هیچ کس به خودش زحمت نداد تا به خانم نوریس جوابی بدهد. mizan_test_en_fa the others soon returned; and Edmund found that to have endeavoured to set them right must be his only satisfaction. بقیه زود برگشتند، و ادموند فهمید باید دلش خوش باشد به همین‌که تلاشش را کرده تا آن‌ها را سر عقل بیاورد. mizan_test_en_fa Mrs. Norris related again her triumph over Dick Jackson, خانم نوریس یک بار دیگر هم تعریف کرد که چه طور مچ دیک جکسن را گرفته. mizan_test_en_fa but neither play nor preparation were otherwise much talked of, از نمایش و تدارکاتش چندان صحبتی نشد، mizan_test_en_fa for Edmund's disapprobation was felt even by his brother, though he would not have owned it. چون حتی تام هم می‌فهمید که ادموند مخالف است، هر چند که به زبان نمی‌آورد. mizan_test_en_fa Mr. Yates, who was trying to make himself agreeable to Julia, آقای ییتس که سعی می‌کرد برای خودش در دل جولیا جایی باز کند، mizan_test_en_fa found her gloom less impenetrable on any topic than that of his regret at her secession from their company; می‌دید هر حرفی غیر از جدایی جولیا از گروه بزند بهتر می‌تواند بر غصه و ناراحتی او غلبه کند. mizan_test_en_fa and Mr. Rushworth, having only his own part and his own dress in his head, had soon talked away all that could be said of either. آقای راشورث هم که فقط به فکر نقش و لباس‌های خود بود خیلی زود حرفش درباره هر دو موضوع ته کشیده بود. mizan_test_en_fa But the concerns of the theatre were suspended only for an hour or two: اما موضوع فقط یکی دو ساعتی مسکوت ماند. mizan_test_en_fa Tom, Maria, and Mr. Yates, soon after their being reassembled in the drawing room, seated themselves in committee at a separate table, تام، ماریا و آقای ییتس، کمی بعد از آنکه دوباره در اتاق پذیرایی جمع شدند، پشت یک میز جلسه تشکیل دادند. mizan_test_en_fa and Henry Crawford was soon seated with the other three at the table, while his sister made her way to Lady Bertram, and with pleasant attention was complimenting _her_. کمی بعد هنری‌کرافردکنار آن سه نفرپشت میز نشست و خواهرن به طرف لیدی برترام رفت و با ادب و نزاکت تمام‌که مطبوع هم بود با او احوال‌پرسی کرد. mizan_test_en_fa ;I must really congratulate your ladyship,; said she, گفت: واقعا باید به سرکار تبربک بگو که نمایشنامه‌ای انتخاب شده. mizan_test_en_fa ;on the play being chosen; for though you have borne it with exemplary patience, I am sure you must be sick of all our noise and difficulties. با صبر و شکیبایی مثال‌زدنی تحمل کرده‌اید، چون بالاخره این‌همه سروصدا و دردسر ناراحت‌تان می‌کرده. mizan_test_en_fa The actors may be glad, but the bystanders must be infinitely more thankful for a decision; هنرپیشه‌ها البته شاید خوشحال پاشند، اما کسانی هم که کنار گود هستند باید خیال‌شان راحت شده باشد، mizan_test_en_fa and I do sincerely give you joy, madam, as well as Mrs. Norris, که بالاخره تصمیمی گرفته شده برای شما، خانم، و همین طور برای خانم نوریس، mizan_test_en_fa and everybody else who is in the same predicament,; و همه کسان دیگری که به زحمت افتاده‌اند، صمیمانه آرزوی خوشحالی می‌کنم. mizan_test_en_fa glancing half fearfully, half slyly, beyond Fanny to Edmund. بعد هم باکمی ترس و کمی هم خجالت نگاهی به آن طرف فانی انداخت که ادموند نشسته بود. mizan_test_en_fa and standing by them, seemed to interest herself in their arrangements till, کنارشان ایستاد و ظاهرا حواسش را داد به کارهایی که آن‌ها می‌کردند، mizan_test_en_fa as if struck by a sudden recollection, she exclaimed, ;My good friends, you are most composedly at work upon these cottages and alehouses, inside and out; اما انگار ناگهان چیزی به ذهنش رسیده باشد گفت: دوستان عزیز، حسابی سرتان گرم این کلبه‌ها و میخانه‌هاست، چه توی آن‌ها، چه بیرون‌شان … mizan_test_en_fa For a moment no one spoke; برای یک لحظه، کسی چیزی نگفت. mizan_test_en_fa and then many spoke together to tell the same melancholy truth, بعد همه شروع کردند به گله و شکایت و گفتن همان قضیه غم‌انگیز … mizan_test_en_fa that they had not yet got any Anhalt. که هنوز کسی را برای آنهالت پیدا نکرده‌اند. mizan_test_en_fa ;I had my choice of the parts,; said Mr. Rushworth; ;but I thought I should like the Count best, آقای راشورث گفت: من حق انتخاب داشتم، ولی فکر کردم از کنت بیشتر خوشم می‌آید … mizan_test_en_fa though I do not much relish the finery I am to have.; البته از زرق و برق زیادی خوشم نمی‌آید اما باید کوتاه بیاییم mizan_test_en_fa ;_I_ should have no objection,; she replied; دوشیزه کرافرد گفت: من اعتراضی ندارم. mizan_test_en_fa ;for though I should not particularly dislike the part of Amelia if well supported, البته اصلا از نقش آملیا بدم نمی‌آید، به شرط اینکه نقش مقابلم خوب باشد.. mizan_test_en_fa that is, if everything went well, یعنی همه چیز درست پیش برود … mizan_test_en_fa I shall be sorry to be an inconvenience; دلم نمی‌خواهد کسی را برنجانم … mizan_test_en_fa but as they do not chuse to hear your advice at _that_ _table_; looking round , اما آن‌هایی که پشت آن میز نشسته‌اند به توصیه شما گوش نمی‌کنند … به آن طرف اشاره کرد و ادامه داد: ‌ … mizan_test_en_fa ;If _any_ part could tempt _you_ to act, I suppose it would be Anhalt,; observed the lady archly, after a short pause; بعد از مکث کوتاهی، سرکار دوشیزه با شیطنت گفت: اگر نقشی وجود داشته باشد که شما را به وسوسه بیندازد، به نظرم همین نقش آنهالت است … mizan_test_en_fa It must be very difficult to keep Anhalt from appearing a formal, solemn lecturer; خیلی مشکل است آدم نباید کاری کند که آنهالت خطیب جدی و محترمی جلوه نکند. mizan_test_en_fa and the man who chuses the profession itself is, perhaps, one of the last who would wish to represent it on the stage.; کسی که خودش این شغل را انتخاب کرده شاید آخرین نفری باشد که بخواهد آن را روی صحنه نمایش بدهد. mizan_test_en_fa Miss Crawford was silenced, دوشیزه کرافرد ساکت ماند. mizan_test_en_fa and with some feelings of resentment and mortification, moved her chair considerably nearer the tea table, and gave all her attention to Mrs. Norris, who was presiding there. با نوعی احسان دلخوری و ترت، صندلی‌اش را به طرف میز چای کشید و با خانم نوریس گرم گرفت که داشت کارها را رتق‌وفتق می‌کرد. mizan_test_en_fa You must get a brown gown, and a white apron, and a mob cap, باید یک روپوش قهوه‌ای بپوشی، با یک پیش‌بند سفید، یک کلاه زنانه خانگی. mizan_test_en_fa and we must make you a few wrinkles, and a little of the crowsfoot at the corner of your eyes, چند تا چین و چروک هم برایت درست می‌کنیم، چند تا چین و چروک گوشه چشم‌هایت. mizan_test_en_fa and you will be a very proper, little old woman.; آن وقت می‌شوی یک پیرزن ربزه میزه درست و حسابی. mizan_test_en_fa and looking distressfully at Edmund, who was kindly observing her; بعد با درد و غصه به ادموند نگاه‌کردکه داشت با محبت نگاهش می‌کرد، mizan_test_en_fa but unwilling to exasperate his brother by interference, gave her only an encouraging smile. اما چون نمی‌خواست با دخالتش برادرش را ازکوره درببرد فقط لبخند دلگرم‌کننده‌ای به فانی می‌زد. mizan_test_en_fa and it was not merely Tom, for the requisition was now backed by Maria, and Mr. Crawford, تازه، فقط تام نبود که اصرار می‌کرد، بلکه ماریا و آقای کرافرد هم اصرار می‌کردند، mizan_test_en_fa and Mr. Yates, with an urgency which differed from his but in being more gentle or more ceremonious, همین طور آقای ییتس که البته مصرتر بود اما مودب‌تر و مبادی آداب‌تر هم بود. mizan_test_en_fa and which altogether was quite overpowering to Fanny; مجموع این‌ها به فانی فشار می‌آورد. mizan_test_en_fa and before she could breathe after it, Mrs. Norris completed the whole by thus addressing her in a whisper at once angry and audible قبل از آن که فانی نفس تازه کند، خانم نوریس هم وارد گود شد و با پچ‌پچی که هم خشم‌آلود بود و هم بلد خطاب به فانی گفت: mizan_test_en_fa ;What a piece of work here is about nothing: چرا سر هیچ و پوچ قشقرق راه می‌اندازی … mizan_test_en_fa ;I am not going to urge her,; replied Mrs. Norris sharply; خانم نوریس تند و تیز جواب داد: من نمی‌خواهم مجبورش کنم. mizan_test_en_fa ;but I shall think her a very obstinate, ungrateful girl, if she does not do what her aunt and cousins wish her فقط اگر به خواهش خاله و خاله‌زاده‌هایش عمل نکند دختر کله شق و ناسپاسی است … mizan_test_en_fa very ungrateful, indeed, considering who and what she is. واقعا ناسپاس است کافی است خوب فکر کند ببیند کیست و چه کاره است. mizan_test_en_fa ; Edmund was too angry to speak; but Miss Crawford, looking for a moment with astonished eyes at Mrs. Norris, and then at Fanny, ‌ ادموند آن‌قدر عصبانی شده بود که نمی‌توانست حرفی بزند، اما دوشیزه کرافرد یک لحظه با حیرت به خانم نوریس و بعد به فانی نگاه کرد، mizan_test_en_fa whose tears were beginning to shew themselves, immediately said, with some keenness, ;I do not like my situation: که اشک‌هایش داشت سرازیر می‌شد، و بعد با هوشیاری گفت: من جایم ناراحت است. mizan_test_en_fa this _place_ is too hot for me,; این جا خیلی گرم است ‌ … mizan_test_en_fa and moved away her chair to the opposite side of the table, close to Fanny, saying to her, in a kind, low whisper, as she placed herself, و صندلی‌اش را به آن سر میز کشید و رفت‌کنار فانی و در حالی که هنوز روی صندلی‌ان جابه‌جا می‌شد آهسته و مهربان زبرگوش فانی گفت: mizan_test_en_fa ;Never mind, my dear Miss Price, this is a cross evening: فکرش را نکنید، دوشیزه پرایس عزبز … شب ناراحت‌کننده‌ای است، … mizan_test_en_fa everybody is cross and teasing, but do not let us mind them;; همه ناراحت و عصبی‌اند … از فکرش بیاییم بیرون. mizan_test_en_fa and with pointed attention continued to talk to her and endeavour to raise her spirits, in spite of being out of spirits herself. با این که خودش روحیه‌اش خراب شده بود، با توجه و محبت به حرف‌زدن با فانی ادامه داد و سعی کرد حال او را بهتر کند. … mizan_test_en_fa By a look at her brother she prevented any farther entreaty from the theatrical board, نگاهی هم به برادرش انداخت و اشاره‌ای کرد و نگذاشت کسی از آن جمع تئاتری باز اصرار کند. mizan_test_en_fa and the really good feelings by which she was almost purely governed were rapidly restoring her to all the little she had lost in Edmund's favour. خوشقلبی‌اش که بی غل و غش هم بود خیلی زود او را دوباره محبوب ادموند کرد و آن مقدار محبوبیتی را که در نظر ادموند از دست داده بود بار دیگر به دست آورد. mizan_test_en_fa Fanny did not love Miss Crawford; فانی زیاد از دوشیزه کرافرد خوشش نمی‌آمد، mizan_test_en_fa but she felt very much obliged to her for her present kindness; اما به خاطر این مهربانی و محبت خودش را ممنون او می‌دید. mizan_test_en_fa and when, from taking notice of her work, and wishing _she_ could work as well, دوشیزه کرافرد اول به کار خیاطی که دست فانی بود نگاه کرد گفت کاش خودش هم خیاطی‌اش به این خوبی بود. mizan_test_en_fa and begging for the pattern, بعد خواست الگوی خیاطی‌اش را نگاه کند. mizan_test_en_fa and supposing Fanny was now preparing for her _appearance_, as of course she would come out when her cousin was married, دوشیزه کرافرد چون فکر می‌کرد فانی دارد آماده می‌شود تا سری توی سرها درآورد، که البته بعد از ازدواج خاله‌زاده‌اش همین طور هم می‌شد، mizan_test_en_fa Miss Crawford proceeded to inquire if she had heard lately from her brother at sea, از فانی پرسید که آیا تازگی‌ها خبری از برادرش در نیروی دریایی داشته یا نه. mizan_test_en_fa and said that she had quite a curiosity to see him, بعد گفت خیلی کنجکاو است برادرش را ببیند. mizan_test_en_fa and imagined him a very fine young man, تصور می‌کند جوان بسیار خوبی است. mizan_test_en_fa and advised Fanny to get his picture drawn before he went to sea again به فانی توصیه کرد قبل از آنکه برادرش بار دیگر به دریا برود حتما بدهد پرتره‌اش را بکشند … mizan_test_en_fa she could not help admitting it to be very agreeable flattery, فانی بی‌اختیار از این تعریف و تمجید خوشش آمد. mizan_test_en_fa or help listening, and answering with more animation than she had intended. می‌شنید، و با محبتی بیش از آنچه خودش تصور می‌کرد به دوشیزه کرافرد پاسخ می‌داد. mizan_test_en_fa The consultation upon the play still went on, بحث و گفت‌وگو درباره نمایش هنوز ادامه داشت. mizan_test_en_fa and Miss Crawford's attention was first called from Fanny by Tom Bertram's telling her, تام برتراند حواس دوشیزه کرافرد را از فانی پرت کرد، mizan_test_en_fa with infinite regret, that he found it absolutely impossible for him to undertake the part of Anhalt in addition to the Butler: که متاسفانه به هیچ وجه ممکن نیست علاوه بر نقش سرخدمتکار نقش آنهالت را هم بازی کند، ‌ … mizan_test_en_fa ;We have but to speak the word; we may pick and chuse. کافی است لب‌تر کنیم می‌توانیم پیدا کنیم. … mizan_test_en_fa I could name, at this moment, at least six young men within six miles of us, who are wild to be admitted into our company, همین لحظه می‌توانم لااقل شش تا جوان را در فاصله شش مایلی اسم ببرم که حرف ما را زمین نمی‌زنند …. mizan_test_en_fa I should not be afraid to trust either of the Olivers or Charles Maddox. راحت می‌توانم روی آلیورها یا چارلز مدوکس حساب کنم. … mizan_test_en_fa Tom Oliver is a very clever fellow, and Charles Maddox is as gentlemanlike a man as you will see anywhere, تام آلیور آدم بسیار باهوشی است، و چارلز مدوکس هم از آن آقاهای تمام عیار است که در جاهای مختلف می‌بینید. mizan_test_en_fa While he spoke, Maria was looking apprehensively round at Edmund in full expectation that he must oppose such an enlargement of the plan as this: در این حین، ماریا به ادموند نگاه می‌کرد و منتظر بود او با این جور گل و گشادکردن برنامه مخالفت کند … mizan_test_en_fa so contrary to all their first protestations; چون خلاف همه حرف‌های روز اول‌شان بود. mizan_test_en_fa but Edmund said nothing. اما ادموند هیچ حرفی نزد. … mizan_test_en_fa After a moment's thought, Miss Crawford calmly replied, بعد از کمی فکرکردن، دوشیزه کرافرد آرام و شمرده گفت: mizan_test_en_fa ;As far as I am concerned, I can have no objection to anything that you all think eligible. تا جایی که به من مربوط می‌شود، من با هر چیزی که از نظر شما صحیح باشد مخالفت نمی‌کنم. mizan_test_en_fa Tom repeated his resolution of going to him early on the morrow; تام بار دیگر گفت که صبح زود دنبالش می‌رود. mizan_test_en_fa and though Julia, who had scarcely opened her lips before, observed, in a sarcastic manner, and with a glance first at Maria and then at Edmund, that, جولیا که تا آن موقع کلمه‌ای حرف نزده بود، اول نگاهی به ماریا انداخت، بعد به ادموند، و با طعنه و ریشخند گفت: mizan_test_en_fa ;the Mansfield theatricals would enliven the whole neighbourhood exceedingly,; پس به این ترتیب، تئاترهای منسفیلد حسابی کل این حوالی را به هیجان و تکاپو می‌اندازد … mizan_test_en_fa ;and I can tell Mr. Maddox that I shall shorten some of _his_ speeches, می‌توانم به آقای مدوکس بگویم که بعضی از جمله‌هایش را کوتاه خواهم کرد، mizan_test_en_fa and a great many of _my_ _own_, before we rehearse together. همین طور بسیاری از جمله‌های خودم را، قبل از اینکه با هم تم‌کنیم. … mizan_test_en_fa It will be very disagreeable, and by no means what I expected.; اصلا قابل قبول نیست به‌هیچ‌وجه آن چیزی هم نیست که من انتظارش را داشتم. mizan_test_en_fa When the evening was over, she went to bed full of it, آن شب، فانی با همین فکرها به رختخواب رفت. mizan_test_en_fa her nerves still agitated by the shock of such an attack from her cousin Tom, so public and so persevered in, هنوز اعصابش از دست تام متشنج بود، چون تام خیلی بی‌محابا و خیلی هم با اصرار به او حمله کرده بود. mizan_test_en_fa and her spirits sinking under her aunt's unkind reflection and reproach. از صحبت‌ها و سرزنش‌های غیرمنصفانه خاله‌اش نیز به شدت ناراحت بود. mizan_test_en_fa To be called into notice in such a manner, to hear that it was but the prelude to something so infinitely worse, آدم آن طور انگشت‌نما بشود، بشنود که این مقدمه چیز بسیار بدتری است، mizan_test_en_fa to be told that she must do what was so impossible as to act; به او بگو بند کاری را بکند که غیرممکن است بتواند بکند، mizan_test_en_fa and then to have the charge of obstinacy and ingratitude follow it, enforced with such a hint at the dependence of her situation, بعد هم به لجبازی و ناسپاسی متهمش کنند و موقعیت و وابستگی‌اش را به رخش بکشند، mizan_test_en_fa had been too distressing at the time to make the remembrance when she was alone much less so, بله، همه این‌ها چنان ناراحت‌کننده بود که فانی وقتی تنها ماند هنوز از یادآوری‌اش خیلی ناراحت می‌شد، … mizan_test_en_fa especially with the superadded dread of what the morrow might produce in continuation of the subject. تازه این نگرانی هم به ناراحتی‌اش اضافه شده بود که روز بعد قضیه به کجا ختم خواهد شد. mizan_test_en_fa Miss Crawford had protected her only for the time; دوشیزه کرافرد عجالتا از او دفاع کرده بود. mizan_test_en_fa and if she were applied to again among themselves with all the authoritative urgency that Tom and Maria were capable of, اما اگر بار دیگر از او می‌خواستند بازی کند، آن هم با اصرار و سماجتی که تام و ماریا نشان می‌دادند، mizan_test_en_fa and Edmund perhaps away, what should she do? فانی چه می‌کرد، بخصوص اگر در وضعیتی قرار می‌گرفت که ادموند حضور نمی‌داشت؟ mizan_test_en_fa The little white attic, which had continued her sleeping room ever since her first entering the family, proving incompetent to suggest any reply, آن اتاقک سفید پر شیروانی، که از زمان آمدنش به منسفیلدپارک همچنان اتاق خواب او بود، جایی نبود که فانی بتواند در آن فکر کند و به جوابی برسد. mizan_test_en_fa she had recourse, as soon as she was dressed, to another apartment more spacious and more meet for walking about in and thinking, به خاطرهمین، به محض اینکه لباسش را پوشید، به اتاق دیگری رفت که جادارتر بود و می‌شد در آن راه رفت و فکر کرد. mizan_test_en_fa and of which she had now for some time been almost equally mistress. مدتی بود که فقط خود او از این اتاق استفاده می‌کرد. mizan_test_en_fa There Miss Lee had lived, and there they had read and written, and talked and laughed, till within the last three years, when she had quitted them. دوشیزه لی اینجا زندگی می‌کرد، و همه در آن به خواندن و نوشتن و بگو و بخند مشغول بودند، تا همین سه سال پیش که دوشیزه لی از آن‌جا رفت. … mizan_test_en_fa The room had then become useless, and for some time was quite deserted, except by Fanny, بعد هم این اتاق بلااستفاده مانده بود و مدتی هم کاملا خالی بود، و فقط فانی از آن استفاده می‌کرد. mizan_test_en_fa when she visited her plants, or wanted one of the books, which she was still glad to keep there, from the deficiency of space and accommodation in her little chamber above: فانی به گل و گیاه خود در این اتاق سر می‌زد، یا سراغ کتاب‌هایی می‌رفت که خوشبختانه هنوز نگه‌شان می‌داشت و نمی‌شد توی اتاق کوچک زبرشیروانی خوب نگه دارد، بس‌که اتاقک زبرشیروانی تنگ و ناراحت بود … mizan_test_en_fa but gradually, as her value for the comforts of it increased, she had added to her possessions, and spent more of her time there; رفته رفته که قدر راحتی و آسایش این اتاق را بیشتر دانست، وسایل بیشتری در آن گذاشت و اوقات بیشتری را آن‌جا سپری کرد. mizan_test_en_fa and having nothing to oppose her, had so naturally and so artlessly worked herself into it, that it was now generally admitted to be hers. چون با هیچ منعی روبه‌رو نشده بود و خیلی هم عادی از آن‌جا استفاده می‌کرد، دیگر همه پذیرفته بودند که این اتاق مال اوست. mizan_test_en_fa The East room, as it had been called ever since Maria Bertram was sixteen, was now considered Fanny's, almost as decidedly as the white attic: از موقعی که ماریا برترام شانزده سالش شده بود آن را اتاق شرقی می‌نامیدند و مال فانی می‌دانستند، درست همان طور که قبلا اتاقک زبرشیروانی را مال او می‌دانستند. … mizan_test_en_fa the smallness of the one making the use of the other so evidently reasonable that the Miss Bertrams, with every superiority in their own apartments which their own sense of superiority could demand, were entirely approving it; چون اتاق زبرشیروانی کوچک بود خودبه‌خود استفاده فانی از این اتاق موجه و منطقی جلوه می‌کرد، طوری که دوشیزه برترام‌ها با آن اتاق‌های عالی که داشتند و حس برتری‌شان را کاملا ارضا می‌کرد استفاده فانی از این اتاق را بلامانع می‌دیدند. … mizan_test_en_fa and Mrs. Norris, having stipulated for there never being a fire in it on Fanny's account, was tolerably resigned to her having the use of what nobody else wanted, خانم نوریس هم به‌صراحت گفته بود لزومی ندارد فقط به خاطر یک نفر آدم توی این اتاق بخاری روشن کنند و بعد هم رضایت داده بود فانی از اتاقی که هیچ کس از آن استفاده نمی‌کرد استفاده بکند، mizan_test_en_fa though the terms in which she sometimes spoke of the indulgence seemed to imply that it was the best room in the house. اما گاهی حرف‌هایی می‌زد که معنایش این بود که انگار این اتاق بهترین اتاق خانه است. mizan_test_en_fa The aspect was so favourable that even without a fire it was habitable in many an early spring and late autumn morning to such a willing mind as Fanny's; موقعیت اتاق آن‌قدر خوب بود که حتی بدون بخاری هم می‌شد بیشتر روزهای اوایل بهار و اواخر پاییز از آن استفاده کرد، آن هم اگر آدم مشتاقی مثل فانی می‌خواست از آن استفاده کند. mizan_test_en_fa and while there was a gleam of sunshine she hoped not to be driven from it entirely, even when winter came. اگر آفتاب بود، فانی حتی در زمستان هم از این اتاق استفاده می‌کرد. mizan_test_en_fa Her plants, her books of which she had been a collector from the first hour of her commanding a shilling گل و گیاهش، کتاب‌هایش به محض آنکه پولی به دستش می‌رسید کتاب می‌خرید … mizan_test_en_fa her writing desk, and her works of charity and ingenuity, were all within her reach; میز تحریرش و خیاطی‌های خیریه و ابتکاری‌اش، همه و همه دم دستش بودند. … mizan_test_en_fa or if indisposed for employment, if nothing but musing would do, she could scarcely see an object in that room which had not an interesting remembrance connected with it. اگر هم حال و حوصله انجام دادن کاری را نداشت، اگر فقط می‌خواست سر خود را گرم کند، معمولا به هر چیز آن اتاق که نگاه می‌کرد خاطره جالبی یادش می‌آمد. … mizan_test_en_fa Everything was a friend, or bore her thoughts to a friend; هر چیز آن اتاق برایش آشنا بود، یا افکارش را متوجه یک آشنا می‌کرد. mizan_test_en_fa and though there had been sometimes much of suffering to her; البته‌گاهی خیلی ناراحت می‌شد … mizan_test_en_fa though her motives had often been misunderstood, her feelings disregarded, and her comprehension undervalued; خیلی وقت‌ها قصد و نیتش را بد تعبیر می‌کردند، به احساساتش توجه نمی‌کردند، و برای درک و شعورش ارزشی قائل نمی‌شدند. mizan_test_en_fa though she had known the pains of tyranny, of ridicule, and neglect, yet almost every recurrence of either had led to something consolatory: بله، با طعم تلخ زورگق‌بی و تمسخر وبی‌اعتنایی آشنا بود، اما هر بارگه طعم این‌ها را می‌چشید چیزی پیدا می‌کرد که تسکین بیابد، mizan_test_en_fa her aunt Bertram had spoken for her, or Miss Lee had been encouraging, or, what was yet more frequent or more dear, مثلا خاله برترام چیزی به نفعش می‌گفت، یا دوشیزه لی به او دلگرمی می‌داد، یا از همه مهم‌تر و بیشتر … mizan_test_en_fa Edmund had been her champion and her friend: ادموند طرفدار و دوست و مونسش بود. … mizan_test_en_fa he had supported her cause or explained her meaning, he had told her not to cry, or had given her some proof of affection which made her tears delightful; ادموند از او حمایت می‌کرد، یا منظورش را برای بقیه توضیح می‌داد، نکند، و گاهی هم آن‌قدر محبت می‌کرد که فانی اشک شوق می‌یابد … mizan_test_en_fa and the whole was now so blended together, so harmonised by distance, that every former affliction had its charm. حالا همه این‌ها چنان به هم آمیخته شده بودند و باگذشت زمان چنان نظم و نسقی پیدا کرده بودند که تمامی ناراحتی‌های گذشته حتی جذابیت هم می‌یافت. mizan_test_en_fa The room was most dear to her, این اتاق برایش خیلی عزیز بود. mizan_test_en_fa and she would not have changed its furniture for the handsomest in the house, حاضر نمی‌شد اسباب و اثاثش را با بهترین وسایل خانه هم عوض کند، mizan_test_en_fa though what had been originally plain had suffered all the ill usage of children; هر چند که وسایل این اتاق از ابتدا هم خیلی ساده بود و با دستکاری‌ها و بازیگوشی‌های بچه‌ها خراب هم شده بود … mizan_test_en_fa and its greatest elegancies and ornaments were a faded footstool of Julia's work, too ill done for the drawing room, three transparencies, made in a rage for transparencies, for the three lower panes of one window, مهم‌ترین تزیین و زینتش هم یک چهارپایه‌ی رنگ و رو رفته بود، کار جولیا، ‌ که به درد اتاق پذیرایی نمی‌خورد، همین طور سه پرده نازک تور که زمانی مد شده بود و برای سه قاب پایینی پنجره درست کرده بودند. mizan_test_en_fa where Tintern Abbey held its station between a cave in Italy and a moonlight lake in Cumberland, پرده وسط تینترن ابی را نشان می‌داد و دوتای دیگر یک غار ایتالیا و یک دریاچه مهتابی کامبرلند بودند، mizan_test_en_fa a collection of family profiles, thought unworthy of being anywhere else, over the mantelpiece, and by their side, and pinned against the wall, a small sketch of a ship sent four years ago from the Mediterranean by William, with H. M. S. به‌علاوه مجموعه‌ای از نیمرخ‌های افراد خانواده که حالا دیگر به درد جای دیگری نمی‌خوردند و بالای پیش‌بخاری بودند، و کنار این‌ها روی دیوار هم طرح کوچکی از یک کشتی بود که ویلیام چهار سال پیش‌تر با آن از مدیترانه به راه افتاده بود، با علامت م‌س، هرهر ’ mizan_test_en_fa To this nest of comforts Fanny now walked down to try its influence on an agitated, doubting spirit, حالا فانی به این آشیانه امن می‌رفت تا شاید افکار متلاطم و مرددش آرام بگیرد … mizan_test_en_fa to see if by looking at Edmund's profile she could catch any of his counsel, or by giving air to her geraniums she might inhale a breeze of mental strength herself. شاید با نگاه‌کردن به نیمرخ ادموند به یاد توصیه‌ها و اندرزهای او بیفتد یا با طراوت بخشیدن به گل‌های شمعدانی‌اش رایحه‌ای از قدرت ذهنی خود را استشمام کند. mizan_test_en_fa But she had more than fears of her own perseverance to remove: اما بیم و نگرانی‌هایش چنان بود که نمی‌توانست پس بزند. mizan_test_en_fa she had begun to feel undecided as to what she _ought_ _to_ _do_; and as she walked round the room her doubts were increasing. مردد شده بود و نمی‌دانست چه باید کرد. mizan_test_en_fa Was she _right_ in refusing what was so warmly asked, so strongly wished for همچنان که در اتاق راه می‌رفت شک و تردیدهایش بیشتر هم می‌شد. mizan_test_en_fa what might be so essential to a scheme on which some of those to whom she owed the greatest complaisance had set their hearts? آیا حق داشت آن تقاضایی را که با شور و حرارت مطرح شده بود رد کند؟ mizan_test_en_fa It would be so horrible to her to act that she was inclined to suspect the truth and purity of her own scruples; خیلی جدی مطرح شده بود و برای اجرای برنامه‌ای بود که عده‌ای به آن دل بسته بودند و فانی هم به سبب محبت‌هایی که از آن‌ها دیده بود مدیون‌شان بود؟ شاید چون از بازی‌کردن می‌ترسید به دغدغه‌های وجدانی‌اش میدان می‌داد. mizan_test_en_fa and as she looked around her, the claims of her cousins to being obliged were strengthened by the sight of present upon present that she had received from them. فانی به دوروبرش که نگاه می‌کرد می‌دید خاله‌زاده به او لطف داشته‌اند، زیرا مدام چشمش به هدیه‌هایی می‌افتاد که آن‌ها داده بودند. mizan_test_en_fa The table between the windows was covered with work boxes and netting boxes which had been given her at different times, principally by Tom; میز بین دو پنجره پر بود از جعبه‌های خیاطی و سبدهای تور و پارچه که آن‌ها در مواقع گوناگون به او هدیه کرده بودند، بخصوص تام. mizan_test_en_fa and she grew bewildered as to the amount of the debt which all these kind remembrances produced. رفته رفته دید که به خاطر همین خاطرات هم خیلی مدیون آن‌هاست. mizan_test_en_fa A tap at the door roused her in the midst of this attempt to find her way to her duty, and her gentle; داشت فکر می‌کرد چه طور باید قدردانی کند که کسی به در اتاق ضربه زد. mizan_test_en_fa Come in; was answered by the appearance of one, before whom all her doubts were wont to be laid. فانی آرام گفت بفرمایید و بعد در باز شد و کسی آمد که می‌توانست به تمام دودلی‌ها و تردیدهایش خاتمه بدهد. mizan_test_en_fa I know no harm of Charles Maddox; but the excessive intimacy which must spring from his being admitted among us in this manner is highly objectionable, the _more_ than intimacy the familiarity. من خودم از چارلز مدوکس بدی ندیده‌ام، ولی وقتی به این صورت قاطی ما بشود نوعی صمیمیت زیادی به وجود می‌آید که عیب و ایراد دارد، از صمیمیت هم بالاتر … آشنایی کاملا نزدیک. mizan_test_en_fa After being known to oppose the scheme from the beginning, there is absurdity in the face of my joining them _now_, when they are exceeding their first plan in every respect; حالا که فکر می‌کنند از اول با برنامه‌شان مخالف بوده‌ام، خیلی کنفی دارد بروم به آن‌ها بپیوندم، آن هم درست موقعی که از هر لحاظ از فکر اولیه‌شان هم جلوتر رفته‌اند. mizan_test_en_fa but I can think of no other alternative. ولی خب، راه چاره دیگری به فکرم نمی‌رسد. mizan_test_en_fa Perhaps you are not so much aware as I am of the mischief that _may_, شاید به اندازه من متوجه نیستی. mizan_test_en_fa of the unpleasantness that _must_ arise from a young man's being received in this manner: domesticated among us; شاید حواست نیست که اگر مرد جوانی به این صورت به جمع ما راه پیدا کند ممکن است عواقب خوبی نداشته باشد، اصلا خوشایند نیست … mizan_test_en_fa authorised to come at all hours, and placed suddenly on a footing which must do away all restraints. بیاید قاطی ماها بشود … بتواند هر موقع که دلش خواست بیاید و برود.. وضعی پیدا کند که دیگر رودربایستی را کنار بگذارد. mizan_test_en_fa I heard enough of what she said to you last night to understand her unwillingness to be acting with a stranger; دیشب شنیدم به تو چه می‌گفت. فهمیدم که دوست ندارد با یک غریبه این نقش را بازی کند. mizan_test_en_fa and as she probably engaged in the part with different expectations احتمالا هم تصورش از این نقش چیز دیگری است … mizan_test_en_fa perhaps without considering the subject enough to know what was likely to be شاید زیاد نمی‌داند قضیه از چه قرار است. mizan_test_en_fa it would be ungenerous, it would be really wrong to expose her to it. دور از جوانمردی است، اصلا درست نیست هوایش را نداشته پاشیم. mizan_test_en_fa ;I am sorry for Miss Crawford; but I am more sorry to see you drawn in to do what you had resolved against, and what you are known to think will be disagreeable to my uncle. من برای دوشیزه‌کرافرد متاسفم، ولی بیشتر به خاطر این متاسفم‌که تو داری‌کاری را می‌کنی‌که نظرت خلاف آن بود و می‌گفتی پدرت هم اگر بود موافقت نمی‌کرد. mizan_test_en_fa But if I can be the means of restraining the publicity of the business, خب، با این حال، اگر بتوانم از آفتابی‌شدن این کار جلوگیری کنم، mizan_test_en_fa of limiting the exhibition, of concentrating our folly, I shall be well repaid. جلو علنی‌شدن قضیه را تا حدودی بگیرم، این شیطنت و بازیگوشی‌مان را محدودتر کنم، خب، آن وقت اجرم را گرفته‌ام. mizan_test_en_fa As I am now, I have no influence, I can do nothing: در وضعیت فعلی، نفوذی ندارم، کاری نمی‌توانم بکنم. ‌. mizan_test_en_fa I have offended them, and they will not hear me; اعتراض کرده‌ام و حاضر نیستند به حرف‌هایم گوش کنند. mizan_test_en_fa but when I have put them in good humour by this concession, اما اگر با این سازش و مصالحه بتوانم آن‌ها را سر عقل بیاورم، mizan_test_en_fa I am not without hopes of persuading them to confine the representation within a much smaller circle than they are now in the high road for. آن وقت امیدوارم که متقاعدشان کنم تا نمایش در محفل بسته‌تری اجرا شود، نه این که مثل حالا راه بیفتند همه را خبر کنند. mizan_test_en_fa ;If you are against me, I ought to distrust myself, اگر مخالف من پاشی، من به خودم اعتماد نخواهم داشت … mizan_test_en_fa and yet But it is absolutely impossible to let Tom go on in this way, تازه … اصلا قابل قبول نیست‌که بگذاربم تام ره خودش را برود، mizan_test_en_fa riding about the country in quest of anybody who can be persuaded to act این اطراف بگردد تا کسی را پیدا کندکه بیاید بازی‌کند … mizan_test_en_fa no matter whom: the look of a gentleman is to be enough. آن هم هرکس، فقط‌کافی است سرووضع آبرومندانه‌ای داشته باشد. mizan_test_en_fa If Tom is up, I shall go to him directly and get it over, اگر تام بیدار شده باشد، یکراست می‌روم پیش او و کار را تمام می‌کنم. mizan_test_en_fa and when we meet at breakfast we shall be all in high good humour at the prospect of acting the fool together with such unanimity. موقع صبحانه، از فکر اینکه خودمان را به ندانستن می‌زنیم کلی کیف می‌کنیم. mizan_test_en_fa I admire your little establishment exceedingly; از این تشکیلات جمع و جوری که برای خودت درست کرده‌ای خیلی خوشم می‌آید. mizan_test_en_fa and as soon as I am gone, you will empty your head of all this nonsense of acting, and sit comfortably down to your table. به محض اینکه رفتم، ذهنت را از همه مکافات‌های قضیه نمایش خالی می‌کنی و راحت می‌نشینی پشت میزت. mizan_test_en_fa The doubts and alarms as to her own conduct, which had previously distressed her, and which had all slept while she listened to him, were become of little consequence now. تردیدها و نگرانی‌هایی که از رفتار خودش داشت و قبلا ناراحت و مضطربش کرده بود اما بعد از حرف‌زدن با ادموند برطرف شده بود، حالا دیگر اهمیتی نداشت. mizan_test_en_fa This deeper anxiety swallowed them up. حالا اضطراب و تشویش شدیدتری آمده بود و همه آن احساسات را پس زده بود. mizan_test_en_fa Edmund might still look grave, ادموند شاید هنوز آزرده به نظر می‌رسید. mizan_test_en_fa and say he did not like the scheme in general, and must disapprove the play in particular; می‌گفت اصولا با اجرای چنین برنامه‌ای مخالف است و بخصوص با نمایشنامه موافق نیست. mizan_test_en_fa their point was gained: he was to act, اما آن‌ها به‌هرحال به مقصود خود رسیده بودند، زیرا ادموند قرار بود بازی کند، mizan_test_en_fa and he was driven to it by the force of selfish inclinations only. آن هم صرفا ‌به سبب تمایلات خودخواهانه‌اش. mizan_test_en_fa They behaved very well, however, to _him_ on the occasion, البته در این مورد با او خیلی خوب رفتار کردند mizan_test_en_fa betraying no exultation beyond the lines about the corners of the mouth, و جز لبخندی که گوشه لب‌شان نشست هیچ خوشحالی و شگفتی خود را بروز ندادند، mizan_test_en_fa and seemed to think it as great an escape to be quit of the intrusion of Charles Maddox, و تظاهر کردند به اینکه چه خوب شده از شر چارلز مدوکس خلاص شده‌اند mizan_test_en_fa as if they had been forced into admitting him against their inclination. چون به‌اجبار و به رغم میل‌شان می‌خواستند او را وارد برنامه کنند. mizan_test_en_fa A stranger among them would have been the destruction of all their comfort;; و ورود یک غریبه باعث می‌شده آسایش و راحتی‌شان از دست برود. mizan_test_en_fa and when Edmund, pursuing that idea, gave a hint of his hope as to the limitation of the audience, وقتی هم ادموند همین فکر را دنبال کرد و گفت که امیدوار است تماشاچی‌ها محدود پاشند، mizan_test_en_fa they were ready, in the complaisance of the moment, to promise anything. آن‌ها به اقتضای اوضاع و احوال بلافاصله هر قولی که ممکن بود دادند. mizan_test_en_fa Yates assured him that Anhalt's last scene with the Baron admitted a good deal of action and emphasis, and Mr. Rushworth undertook to count his speeches. آقای ییتس هم دلگرمی داد و گفت صحنه آخر آنهالت با بارون خیلی جای کار دارد آقای راشورث هم شروع کرد به گفتن اینکه چند جمله قرار است بگو. mizan_test_en_fa There were not fewer smiles at the Parsonage than at the Park on this change in Edmund; در خانه کشیشی نیز از تغییر عقیده ادموند حسابی استقبال کردند. mizan_test_en_fa Miss Crawford looked very lovely in hers, لبخند رضایت دوشیزه کرافرد بسیار دوست‌داشتنی بود. mizan_test_en_fa and entered with such an instantaneous renewal of cheerfulness into the whole affair as could have but one effect on him. چنان شادی و رضایتی از خود نشان واقعا غیر ارادی بود و کاملا بر ادموند تاثیر می‌گذاشتم. mizan_test_en_fa One advantage resulted from it to Fanny: هرچه بود، لااقل برای فانی بی‌فایده نبود، mizan_test_en_fa at the earnest request of Miss Crawford, Mrs. Grant had, with her usual good humour, agreed to undertake the part for which Fanny had been wanted; چون با خواهش و اصراری که دوشیزه کرافرد کرد خانم گرانت با مهربانی همیشگی خودش قبول کرد نقشی را بازی کند که قرار بود به فانی بدهند … mizan_test_en_fa and this was all that occurred to gladden _her_ heart during the day; و این تنها چیزی بود که آن روز دل فانی را خون کرد. mizan_test_en_fa and even this, when imparted by Edmund, brought a pang with it, for it was Miss Crawford to whom she was obliged با این حال، وقتی ادموند این خبر خوش را به او داد، درعین‌حال دل فانی زنخت، چون این لطف را مدیون دوشیزه کرافرد بود. mizan_test_en_fa it was Miss Crawford whose kind exertions were to excite her gratitude, بله، دوشیزه کرافرد بود که لطف کرده و پا در میانی کرده بود. mizan_test_en_fa and whose merit in making them was spoken of with a glow of admiration. این لطف و محبتش طوری بو دکه ادموند وقتی درباره‌اش حرف می‌زد بی‌اختیار تحسین هم می‌کرد. mizan_test_en_fa Her heart and her judgment were equally against Edmund's decision: احساس و عقلش هر دو خلاف تصمیم ادموند بودند. mizan_test_en_fa she could not acquit his unsteadiness, and his happiness under it made her wretched. تزلزل ادموند را نمی‌بخشید و از این‌که می‌دید ادموند با همین تزلزل شاد است به‌شدت ناراحت می‌شد. mizan_test_en_fa Miss Crawford came with looks of gaiety which seemed an insult, دوشیزه کرافرد وقتی آمد قیافه خندانی داشت که به نظر فانی تحقیرآمیز بود، mizan_test_en_fa with friendly expressions towards herself which she could hardly answer calmly. اما رفتارش با فانی چنان دوستانه بود که فانی اصلا نمی‌توانست با خونسردی با او مواجه بشود. mizan_test_en_fa Everybody around her was gay and busy, prosperous and important; همه آدم‌های اطراف فانی شاد و سرحال سرگرم کارشان بودند. mizan_test_en_fa each had their object of interest, their part, their dress, their favourite scene, their friends and confederates: همه مشغول بودند و اهمیت و موقعیتی داشتند همه علایق خود را دنبال می‌کردند به فکر نقش خود بودند به فکر لباس‌ها، صحنه‌ها، دوست‌ها و همدست‌ها بودند. mizan_test_en_fa all were finding employment in consultations and comparisons, or diversion in the playful conceits they suggested. اوقات‌شان را به گفت‌وگو و مقایسه کارها می‌گذراندند، یا با پز دادن به یکدیگر سرشان را گرم می‌کردند. mizan_test_en_fa She alone was sad and insignificant: فقط فانی غمگین و تنها بود. mizan_test_en_fa she had no share in anything; she might go or stay; سهمی در هیچ کاری نداشت بدون این که کسی متوجه بشود یا نبودن او را حس بکند، می‌رفت یا می‌ماند. mizan_test_en_fa Mrs. Grant was of consequence: خانم گرانت آدم مهمی شده بود، از خوش‌قلبی‌اش با قدردانی صحبت می‌کردند.. mizan_test_en_fa _her_ good nature had honourable mention; به ذوق و سلیقه و وقتی‌که صرف می‌کرد احترام می‌گذاشتند … mizan_test_en_fa her taste and her time were considered; به حضورش نیاز داشتند … mizan_test_en_fa her presence was wanted; she was sought for, and attended, and praised; او را می‌خواستند و به دنبالش می‌رفتند، و از او تعریف و تمجید هم می‌کردند. mizan_test_en_fa and Fanny was at first in some danger of envying her the character she had accepted. فانی دیگر داشت به نقشی که خانم گرانت قبول کرده بود غبطه می‌خورد، اما mizan_test_en_fa Henry Crawford had trifled with her feelings; هنری کرافرد با احساسات او بازی کرده بود. mizan_test_en_fa but she had very long allowed and even sought his attentions, جولیا مدتی از هنری کرافرد توجه دیده بود حتی جلبش کرده بود. mizan_test_en_fa with a jealousy of her sister so reasonable as ought to have been their cure; البته خواهرش حسادت کرده بود، اما توجه هنری کرافرد از بین نرفته بود. mizan_test_en_fa and now that the conviction of his preference for Maria had been forced on her, حالا جولیا به رغم تمایلش می‌فهمید که هنری کرافرد ماریا را به او ترجیح داده است. mizan_test_en_fa she submitted to it without any alarm for Maria's situation, or any endeavour at rational tranquillity for herself. از همین‌رو، تن به قضا و قدر داده بود و به‌هیچ‌وجه نه نگران موقعیت ماریا بود و نه به دنبال راه معقولی برای تسکین‌دادن خودش … mizan_test_en_fa or allowing the attentions of Mr. Yates, was talking with forced gaiety to him alone, and ridiculing the acting of the others. گاهی هم از آقای ییتس دلبری می‌کرد، خودش را سرحال نشان می‌داد و فقط با او حرف می‌زد و به مسخره کردن بازی بقیه مشغول می‌شد. mizan_test_en_fa For a day or two after the affront was given, Henry Crawford had endeavoured to do it away by the usual attack of gallantry and compliment, تا یکی دو روز بعد از این دلخوری، هنری کرافرد سعی کرده بود با توسل به نزاکت‌های زن‌پسند و تعریف و تمجیدهای معمول خودش این دلخوری را برطرف کند، mizan_test_en_fa but he had not cared enough about it to persevere against a few repulses; اما آن‌قدر این قضیه برایش اهمیت نداشت که بعد از چند بار بی‌اعتنایی دیدن میدان را خالی نکند و باز هم به سعی خود ادامه بدهد. mizan_test_en_fa and becoming soon too busy with his play to have time for more than one flirtation, بعد هم آن‌قدر مشغول نمایش و بازی‌اش شد که دیگر فرصت نمی‌کرد با بیش از یک نفر لاس بزند. mizan_test_en_fa he grew indifferent to the quarrel, or rather thought it a lucky occurrence, as quietly putting an end to what might ere long have raised expectations in more than Mrs. Grant. به خاطرهمین، رفته‌رفته به قضیه بی‌اعتنا شد و حتی فکر کرد که بد هم نشد و بهتر است آرام آرام به همه آن انتظاراتی که علاوه بر خانم گرانت در بقیه هم پدید آمده بود به نحوی خاتمه بدهد. … mizan_test_en_fa but as it was not a matter which really involved her happiness, اما فکر کرد این قضیه به خود او ربطی ندارد، و هنری هم خودش بهتر می‌داند چه کند. mizan_test_en_fa as Henry must be the best judge of his own, and as he did assure her, with a most persuasive smile, that neither he nor Julia had ever had a serious thought of each other, هنری با لبخند مجاب‌کننده‌ای به خانم گرانت گفته بود که نه او به جولیا توجه جدی داشته و نه جولیا به او فکر می‌کرده، ‌. mizan_test_en_fa she could only renew her former caution as to the elder sister, entreat him not to risk his tranquillity by too much admiration there, خانم گرانت فقط می‌توانست همان هشدار قبلی‌اش را در مورد خواهر بزرگتر تکرار کند و از هنری بخواهد که با تعریف و تمجید زیاده از حد کاری نکند که آرامش و آسایش خودش به خطر بیفتد. mizan_test_en_fa and then gladly take her share in anything that brought cheerfulness to the young people in general, بعد هم، خانم گرانت نقش خود را در کارهایی که باعث خوشحالی جوان‌ها می‌شد به طیب خاطر ادامه داد، mizan_test_en_fa and that did so particularly promote the pleasure of the two so dear to her. بخصوص برای آن دو نفری که از همه برایش عزیزتر بودند. mizan_test_en_fa and though he and Maria are very good friends, I think she likes Sotherton too well to be inconstant.; البته هنری و ماریا دوستان خوبی برای همدیگرند، ولی به نظر من ماریا آن‌قدر از ساترتن خوشش می‌آید که حاضر نیست از آن دست بکشد. ‌ mizan_test_en_fa ;If you have such a suspicion, something must be done; اگر دقیقا این‌طور فکر می‌کنی، کاری بایدکرد. mizan_test_en_fa and as soon as the play is all over, we will talk to him seriously and make him know his own mind; وقتی نمایش تمام بشود خیلی جدی صحبت می‌کنیم واورا سرعقل می‌آوپم. mizan_test_en_fa and if he means nothing, we will send him off, though he is Henry, for a time.; اگرهم قصد ونیتی در سرش نبود، با این‌که هنری برادر ماست، برای مدتی او را می‌فرستیم برو یک جای دیگر. mizan_test_en_fa She had loved, she did love still, جولیا عاشق شده بود هنوز هم عاشق بود، mizan_test_en_fa and she had all the suffering which a warm temper and a high spirit were likely to endure under the disappointment of a dear, though irrational hope, with a strong sense of ill usage. و رنج و ناراحتی‌اش نیز از نوعی بود که آدم تند مزاج ف شاد و سرحال در پی ازدست‌دادن امیدهای هرچند نامعقول اما عنبرش دچار آن می‌شود و عملا احساس می‌کند که از عشقش سوء استفاده شده است. mizan_test_en_fa and Julia was not superior to the hope of some distressing end to the attentions which were still carrying on there, جولیا دلش می‌خواست این رابطه و علاقه‌ای که برقرار شده بود به سرخوردگی بینجامد، mizan_test_en_fa some punishment to Maria for conduct so shameful towards herself as well as towards Mr. Rushworth. ماریا به خاطر رفتار بی‌شرمانه‌اش تنبیه بشود، … رفتار بی‌شرمانه نه فقط با جولیا بلکه با آقای راشورث. mizan_test_en_fa With no material fault of temper, or difference of opinion, to prevent their being very good friends while their interests were the same, the sisters, هیچ وقت این دو خواهر به سبب اختلاف‌نظر میانه خود را به هم نمی‌زدند چون همیشه منافع و علائق مشترکی درمیان بود. mizan_test_en_fa under such a trial as this, had not affection or principle enough to make them merciful or just, to give them honour or compassion. اما حالا، در چنین آزمونی، نه محبت و عاطفه سبب می‌شد که مهربان یا منصف پاشند، و نه اصول اخلاقی حالا دیگر نه از شرافت خبری بود و نه از محبت و دلسوزی. mizan_test_en_fa Maria felt her triumph, and pursued her purpose, careless of Julia; ماریا پیروزی خود را احسان می‌کرد و بی‌اعتنا به جولیا در پی مقصود خودش بود. mizan_test_en_fa and Julia could never see Maria distinguished by Henry Crawford without trusting that it would create jealousy, and bring a public disturbance at last. جولیا هم هر وقت که توجه هنری کرافرد به ماریا را می‌دید دچار حسادت می‌شد و کارش به ناآرامی و بی‌قراری آشکار می‌کشید. mizan_test_en_fa Edmund, between his theatrical and his real part, ادموند هم وسط نقش تناتری و نقش واقعی‌اش بود، ‌. mizan_test_en_fa between Miss Crawford's claims and his own conduct, between love and consistency, was equally unobservant; وسط توقعات دوشیزه کرافرد و رفتار خودت، وسط عشق و پایمردی، و خلاصه او هم توجهی به اطراف نداشت. mizan_test_en_fa and Mrs. Norris was too busy in contriving and directing the general little matters of the company, superintending their various dresses with economical expedient, for which nobody thanked her, خانم نوریس هم مدام مشغول رتق و وفتق امور جزئی گروه نمایش بود و بر لباس‌های مختلف و هزینه‌ها نظارت می‌کرد که البته کسی بابت آن تشکر نمی‌کرد، mizan_test_en_fa and saving, with delighted integrity, half a crown here and there to the absent Sir Thomas, to have leisure for watching the behaviour, or guarding the happiness of his daughters. و دلش خون بود که در غیاب سر تاماس روی‌هم‌رفته نیم کرون صرفه‌جوبی کرده و فرصت داشته تا مواظب رفتار دخترهای سرتاماس باشد و به سعادت آن‌ها فکرکند. mizan_test_en_fa Everything was now in a regular train: کارها دیگر به روال افتاده بود. mizan_test_en_fa theatre, actors, actresses, and dresses, were all getting forward; تئاتر، هنرپیشه‌ها، لباسها، همه چیز به خیر و خوشی پیش می‌رفت، mizan_test_en_fa but though no other great impediments arose, Fanny found, before many days were past, that it was not all uninterrupted enjoyment to the party themselves, اما با اینکه مانع عمده‌ای دیده نمی‌شد، چند روزی نگذشته بود که فانی فهمید کیف آن‌ها زیاد کوک نیست، mizan_test_en_fa and that she had not to witness the continuance of such unanimity and delight as had been almost too much for her at first. و برخلاف تصور اولیه هیچ معلوم نیست این همکاری و نشاط تا آخر ادامه داشته باشد. mizan_test_en_fa Entirely against _his_ judgment, a scene painter arrived from town, and was at work, much to the increase of the expenses, and, what was worse, of the eclat of their proceedings; برخلاف نظر او، کسی برای نقاشی صحنه از شهر آمده و مشغول کار شده بود، که همین باعث افزایش هزبنه‌ها می‌شد از آن بدتر، این کار باعث می‌شد زرق و برق و سروصدای کارشان بیشتر بشود. mizan_test_en_fa and his brother, instead of being really guided by him as to the privacy of the representation, was giving an invitation to every family who came in his way. برادرش نیز نه تنها به حرف‌های او اعتنا نمی‌کرد و نمایش را خصوصی نگه نمی‌داشت، بلکه از هر آدم و خانواده‌ای که سر راهش سبز می‌شد دعوت می‌کرد در اجرای نمایش حضور به هم برسانند. mizan_test_en_fa He had learned his part all his parts, for he took every trifling one that could be united with the Butler, and began to be impatient to be acting; نقش خود را یاد گرفته بود … نقش‌های خود را یاد گرفته بود … تبرا هر نقش جزئی را هم که می‌شد برای سرخدمتکار منظور کرد یاد گرفته بود، و حالا دیگر بی‌صبرانه منتظر اجرای نمایش بود. mizan_test_en_fa and every day thus unemployed was tending to increase his sense of the insignificance of all his parts together, and make him more ready to regret that some other play had not been chosen. هر روزکه به بیکاری سپری می‌شد، علاقه و توجهش به نقشش کمتر می‌شد و رفته‌رفته به این فکر می‌افتاد که کاش نمایش‌نامه دیگری انتخاب کرده بودند. mizan_test_en_fa that Tom Bertram spoke so quick he would be unintelligible; تام برترام آن‌قدر تند تند حرف می‌زند ک ه‌کسی نمی‌فهمد، mizan_test_en_fa that Mrs. Grant spoiled everything by laughing; that Edmund was behindhand with his part, خانم گرانت با خنده‌هایش همه چیز را خراب می‌کند، ادموند از نقش خود عقب است، mizan_test_en_fa and that it was misery to have anything to do with Mr. Rushworth, who was wanting a prompter through every speech. و سروکله‌زدن با آقای راشورث هم مصیبت است چون در هر گفتار و دکلمه‌ای حتما یک سوفلور لازم دارد. mizan_test_en_fa and so decided to her eye was her cousin Maria's avoidance of him, فانی می‌دید که دخترخاله‌اش، ماریا، سعی دارد کم‌تر کنار آقای راشورث باشد، mizan_test_en_fa and so needlessly often the rehearsal of the first scene between her and Mr. Crawford, that she had soon all the terror of other complaints from him. و در تمرین اولین صحنه خود با آقای کرافرد حسابی شوق و ذوق نشان داده است این بود که خیلی زود، از شکوه و شکایت‌های بعدی آقای راشورث واقعا نگران شد و ترسید. … mizan_test_en_fa Everybody had a part either too long or too short; هر کسی می‌گفت که نقشش زیاد طولانی یا زیاد کوتاه است …. mizan_test_en_fa nobody would attend as they ought; هیچ کس آن طور که باید و شاید به کارش دل نمی‌داد. mizan_test_en_fa nobody would remember on which side they were to come in; هیچ کس یادش نمی‌ماند که از کدام طرف صحنه باید وارد شود … mizan_test_en_fa nobody but the complainer would observe any directions. خلاصه هیچ کس دستورات را رعایت نمی‌کرد جز همان کسی که از اوضاع شکایت داشت. mizan_test_en_fa Fanny believed herself to derive as much innocent enjoyment from the play as any of them; فانی خیال می‌کرد بقیه هم مثل او لذت بی‌شائبه‌ای از نمایش می‌برند … mizan_test_en_fa Henry Crawford acted well, and it was a pleasure to _her_ to creep into the theatre, and attend the rehearsal of the first act, هنری کرافرد خوب بازی می‌کرد و فانی بدش نمی‌آمد به تئاتر سرک بکشد و تمرین صحنه اول را ببیند … mizan_test_en_fa in spite of the feelings it excited in some speeches for Maria. به رغم احساساتی که در بعضی جمله‌ها نثار ماریا می‌شد …. mizan_test_en_fa For the life and soul of me, I cannot admire him; من اگر سرم را هم ببرند نمی‌توانم از ایشان تعریف و تمجید کنم. … mizan_test_en_fa and, between ourselves, to see such an undersized, little, mean looking man, set up for a fine actor, is very ridiculous in my opinion.; بین خودمان باشد، به نظر من خیلی مضحک است که این آدم کوتوله، با این قیافه معمولی، بازنگر خوبی از کار دربیاید. mizan_test_en_fa From this moment there was a return of his former jealousy, which Maria, from increasing hopes of Crawford, was at little pains to remove; از این پس، احساس حسادتش عود کرد، و ماریا هم که دلگرمی بیشتری به‌کرافرد پیدا کرده بود به خودش زحمت نمی‌داد تا این احساس حسادت را برطرف کند. mizan_test_en_fa As to his ever making anything tolerable of them, nobody had the smallest idea of that except his mother; هیچ کس امید نداشت که او بالاخره در حد قابل قبولی کارش را انجام بدهد، مگر مادرش.. mizan_test_en_fa _she_, indeed, regretted that his part was not more considerable, اما مادرش درعین‌حال ناراحت بود که چرا نقش مهم‌تری به پسرش نداده‌اند. mizan_test_en_fa and deferred coming over to Mansfield till they were forward enough in their rehearsal to comprehend all his scenes; زیاد هم به منسفیلد نمی‌آمد، مگر آنکه تمرین‌ها آن‌قدر پیش می‌رفت که صحنه‌های مربوط به پسرش شکل و شمایلی پیدا می‌کرد. mizan_test_en_fa but the others aspired at nothing beyond his remembering the catchword, بقیه دیگر توقعی از آقای راشورث نداشتند جز اینکه کلیات را به خاطر بسپارد، mizan_test_en_fa and the first line of his speech, and being able to follow the prompter through the rest. سطر اول عبارات را به یاد بیاورد و تا آخر حرف‌های سوفلور را تکرار کند. mizan_test_en_fa Fanny, in her pity and kindheartedness, was at great pains to teach him how to learn, فانی، در عالم دلسوزی و مهربانی، خیلی زحمت می‌کشید تا طرز یاد گرفتن و حفظ کردن جملات را به او بگو. mizan_test_en_fa giving him all the helps and directions in her power, trying to make an artificial memory for him, and learning every word of his part herself, but without his being much the forwarder. در حد توان خود به او کمک می‌داد و راهنمایی می‌کرد می‌کوشید با علامت‌ها و نشانه‌های من‌درآوردی به حافظه او یاری برساند حتی تک‌تک کلمات مربوط به نقش او را خودش حفظ می‌کرد. mizan_test_en_fa Norris thought her quite as well off as the rest, was evident by the manner in which she claimed it ;Come, Fanny,; she cried,;these are fine times for you خانم نوریس هم مثل بقیه او را بیکار و آزاد فرض می‌کرد و این از طرز حرف زدنش معلوم بود، چون با صدای بلند به فانی می‌گفت: فانی، بیا، موقعش شده کاری بکنی. mizan_test_en_fa , but you must not be always walking from one room to the other, نباید همین طور از این اتاق به آن اتاق بروی و بی‌خیال فقط نگاه کنی، … mizan_test_en_fa you and I used to be very fond of a play ourselves, and so am I still; and as soon as I am a little more at leisure, _I_ mean to look in at their rehearsals too. من و تو هم آن وقت‌ها از تئاتر و نمایش خوش‌مان می‌آمد … من که هنوز خوشم می‌آید. … به محض اینکه فرصت پیدا کنم سری به تمرین‌شان می‌زنم. mizan_test_en_fa What is the play about, Fanny? فانی، موضوع نمایش چیست؟ mizan_test_en_fa ;I believe,; said Fanny to her aunt Bertram, ;there will be three acts rehearsed to morrow evening, and that will give you an opportunity of seeing all the actors at once.; فانی به خاله برترام گفت: به نظرم فردا شب سه تا پرده را تمرین می‌کنند، و این فرصت خوبی است که شما همه هنرپیشه‌ها را یکجا ببینید. mizan_test_en_fa Fanny did not share her aunt's composure: فانی برخلاف خاله‌اش زیاد آرامش نداشت. mizan_test_en_fa she thought of the morrow a great deal, for if the three acts were rehearsed, Edmund and Miss Crawford would then be acting together for the first time; به فکر روز بعد بود، ‌ … چون اگر هر سه پرده را تمرین می‌کردند ادموند و دوشیزه کرافرد برای اولین بار با همدیگر بازی می‌کردند. … mizan_test_en_fa the third act would bring a scene between them which interested her most particularly, and which she was longing and dreading to see how they would perform. در پرده سوم، صحنه‌ای بود بین این دو نفر که فانی به آن فکر می‌کرد و واقعا دلش می‌خواست ببیند آن‌ها نقش‌شان را چه‌طور بازی می‌کنند. mizan_test_en_fa She had read and read the scene again with many painful, فانی متن این صحنه را خوانده بود. mizan_test_en_fa many wondering emotions, and looked forward to their representation of it as a circumstance almost too interesting. با احساس درد و سردرگمی هم خوانده بود حالا منتظر بود ببیند آن‌ها چه گونه این صحنه را اجرا می‌کنند. mizan_test_en_fa She worked very diligently under her aunt's directions, زبر نظر خاله‌اش به شدت کار کرد، mizan_test_en_fa but her diligence and her silence concealed a very absent, anxious mind; اما سختکوشی و سکوتش در واقع پوششی بود بر حواس پرتی و دلشوره‌اش. mizan_test_en_fa which Henry Crawford was just proposing, desirous at once of having her time to herself, and of avoiding the sight of Mr. Rushworth. چون هم این تمرین که هنری کرافرد داشت پیشنهاد می‌کرد اصلا لازم نبود، و هم فانی واقعا دلش می‌خواست تنها باشد و با آقای راشورث روبه‌رو نشود. mizan_test_en_fa A glimpse, as she passed through the hall, of the two ladies walking up from the Parsonage made no change in her wish of retreat, وقتی از سالن رد می‌شد چشمش به دو خانم افتاد که داشتند از خانه کشیشی به آنجا می‌آمدند، mizan_test_en_fa and she worked and meditated in the East room, undisturbed, اما تصمیمش عوض نشد و به اتاق شرقی رفت و مشغول کار شد و فکر کرد. mizan_test_en_fa for a quarter of an hour, when a gentle tap at the door was followed by the entrance of Miss Crawford. یک ربع بعد، کسی آهسته در زد، و بلافاصله دوشیزه کرافرد وارد شد. mizan_test_en_fa I came here today intending to rehearse it with Edmund امروز آمده‌ام اینجا تا با ادموند تمرین کنم … mizan_test_en_fa by ourselves against the evening, خودمان دوتا … قبل از شب. mizan_test_en_fa but he is not in the way; اما ادموند اینجا نیست. mizan_test_en_fa and if he _were_, I do not think I could go through it with _him_, till I have hardened myself a little; for really there is a speech or two.aaaa اگر هم بود، فکر نکنم قادر بودم با او تمرین کنم، مگر آنکه اول کمی به خودم جرئت می‌دادم، چون واقعا یکی دو جمله هست که … mizan_test_en_fa You will be so good, won't you?; شما محبت می‌کنید، مگر نه؟ ‌ mizan_test_en_fa Fanny was most civil in her assurances, though she could not give them in a very steady voice. فانی نهایت نزاکت را به خرج داد، هر چند که در این ابراز نزاکت زیاد هم قرص و محکم نبود. mizan_test_en_fa ; continued Miss Crawford, opening her book, دوشیزه کرافرد لای کتاب را باز کرد و ادامه داد: mizan_test_en_fa ;Have you ever happened to look at the part I mean? شما این قسمتی را که مورد نظر من است دیده‌اید؟ mizan_test_en_fa ;Here it is I did not think much of it at first but, upon my word. اینجاست اول زیاد به آن فکر نکرده بودم … ولی، راستش … mizan_test_en_fa There, look at that speech, and that, and that. اینجا، به این نگاه‌کنید، همین طور این جمله، و جمله بعدی. mizan_test_en_fa How am I ever to look him in the face and say such things? چه‌طور می‌توانم توی روشنش نگاه‌کنم و این جمله‌ها را بکوبم؟ mizan_test_en_fa Could you do it? شما می‌توانستید؟ mizan_test_en_fa But then he is your cousin, which makes all the difference. البته پسرخاله شماست، و خب، فرق می‌کند. mizan_test_en_fa We must have two chairs at hand for you to bring forward to the front of the stage. باید دو تا صندلی داشته پاشیم برای شما که بیاوپم به جلو صحنه. mizan_test_en_fa There very good school room chairs, not made for a theatre, I dare say; آهان، این‌ها صندلی‌های خوبی برای کلاس درس هستند، نه برای تئاتر. mizan_test_en_fa much more fitted for little girls to sit and kick their feet against when they are learning a lesson. بیشتر به درد دختر کوچولوهایی می‌خورند که بنشینند روی آن‌ها و موقع درس خواندن پای‌شان را بزنند به پایه‌ها. mizan_test_en_fa I heard him as I came upstairs, وقتی از پله‌ها می‌آمدم بالا صدایش را می‌شنیدم. mizan_test_en_fa and the theatre is engaged of course by those indefatigable rehearsers, Agatha and Frederick. خود تئاتر هم در اشغال کسانی است که از تمرین کردن خسته نمی‌شوند، منظورم اگاتا و فردربک است. mizan_test_en_fa I thought he began to look a little queer, so I turned it off as well as I could, به نظرم سرش داشت کمی داغ می‌شد به خاطر همین، سعی کردم ذهنش را آرام کنم. mizan_test_en_fa by whispering to him, 'We shall have an excellent Agatha; there is something so _maternal_ in her manner, so completely _maternal_ in her voice and countenance. زبر گوشش کفتم: ’یک آگاتای درست و حسابی خواهیم داشت، چیز کاملا مادرانه‌ای در رفتارش هست صدا و قیافه‌اش کاملا مادرانه است. mizan_test_en_fa She began, and Fanny joined in with all the modest feeling which the idea of representing Edmund was so strongly calculated to inspire; شروع کرد، و فانی هم به او ملحق شد، اما خجالت می‌کشید از اینکه سعی می‌کند خودش را جای ادموند بگذارد. mizan_test_en_fa but with looks and voice so truly feminine as to be no very good picture of a man. قیافه و صدایش زنانه بود و نمی‌توانست شخصیت درستی از یک مرد ارائه بدهد. mizan_test_en_fa With such an Anhalt, however, Miss Crawford had courage enough; اما دوشیزه کرافرد در مقابل این نوع آنهالت دل و جرئت بیشتری داشت. mizan_test_en_fa and they had got through half the scene, when a tap at the door brought a pause, نصف صحنه را پیش رفته بودند که صدای در آمد، سکوت کردند، mizan_test_en_fa and the entrance of Edmund, the next moment, suspended it all. و لحظه‌ای بعد ادموند وارد شد و کارشان معلق ماند. mizan_test_en_fa Surprise, consciousness, and pleasure appeared in each of the three on this unexpected meeting; با این دیدار غیر منتظره، در قیافه هر سه نفر آثار حیرت و هیجان و شادی پدیدار شد. mizan_test_en_fa and as Edmund was come on the very same business that had brought Miss Crawford, ادموند هم درست برای همان کاری آمده بود که دوشیزه کرافرد آمده بود. mizan_test_en_fa consciousness and pleasure were likely to be more than momentary in them. هیجان و شعف این دو نفر تمامی نداشت. mizan_test_en_fa He too had his book, and was seeking Fanny, to ask her to rehearse with him, and help him to prepare for the evening, ادموند هم کتابش را آورده بود و آمده بود دنبال فانی تا با او تمرین کند و برای تمرین شب آماده بشود، mizan_test_en_fa without knowing Miss Crawford to be in the house; بدون اینکه خبر داشته باشد دوشیزه کرافرد توی خانه است، ‌. mizan_test_en_fa and great was the joy and animation of being thus thrown together, of comparing schemes, and sympathising in praise of Fanny's kind offices. شادی و نشاط‌شان از این حسن تصادف و تصمیم مشابهی که گرفته بودند حد و اندازه نداشت، و هر دو هم از لطف و محبت فانی خرسند بودند. mizan_test_en_fa Her spirits sank under the glow of theirs, حالت روحی‌اش تحت‌الشعاع هیجان آن‌ها قرار گرفت و جای خود را به افسردگی داد mizan_test_en_fa and she felt herself becoming too nearly nothing to both to have any comfort in having been sought by either. حس می‌کرد دیگر برای آن دو ارزشی ندارد با آنکه هر دو به دنبال او آمده بودند، حالا دیگر خودش را ناچیز و بی‌اهمیت می‌دید. mizan_test_en_fa Edmund proposed, urged, entreated it, till the lady, not very unwilling at first, could refuse no longer, ادموند همین پیشنهاد را کرد، اصرار و خواهش هم کرد … سرکار دوشیزه هم اول ناز کرد و بعد پذیرفت … mizan_test_en_fa and Fanny was wanted only to prompt and observe them. از فانی فقط خواستند که سوفلوری کند و بازیشان را ببیند. mizan_test_en_fa She was invested, indeed, with the office of judge and critic, and earnestly desired to exercise it and tell them all their faults; درست است که کارش گوشزد کردن اشتباهات و تصحیح بازی‌شان بود، و او هم واقعآ می‌خواست با جان و دل همین کار را بکند، اما با این کار احساساتش می‌مرد. mizan_test_en_fa but from doing so every feeling within her shrank she could not, would not, dared not attempt it: نمی‌توانست و نمی‌خواست و جرئت نمی‌کرد راهنمایی‌شان کند. mizan_test_en_fa had she been otherwise qualified for criticism, her conscience must have restrained her from venturing at disapprobation. در حالت عادی اگر چنین کاری از او خواسته بودند دلش رضا نمی‌داد که مخالفت کند. mizan_test_en_fa In watching them she forgot herself; با تماشای آن‌ها حواسش پرت می‌شد. mizan_test_en_fa and, agitated by the increasing spirit of Edmund's manner, had once closed the page and turned away exactly as he wanted help. یک بار هم با دیدن شور و شوق و هیجان ادموند، کتاب را بست و درست در همان لحظه‌ای که باید متن را به ادموند می‌گفت روبش را برگرداند. mizan_test_en_fa It was imputed to very reasonable weariness, and she was thanked and pitied; این کار را ناشی از خستگی‌اش دانستند و به او حق هم دادند، و حتی تشکر کردند و گفتند متاسف‌اند. mizan_test_en_fa but she deserved their pity more than she hoped they would ever surmise. واقعا مستحق این اظهار تاسف هم بود، بیش از آنکه تصورش را بکنند. mizan_test_en_fa At last the scene was over, and Fanny forced herself to add her praise to the compliments each was giving the other; بالاخره صحنه تمام شد، و فانی به هر زحمتی بود به تعریف و تمجیدهایی که آن دو از یکدیگر می‌کردند چند کلمه اضافه کرد. mizan_test_en_fa and when again alone and able to recall the whole, بعد، بار دیگر تنها ماند و توانست کل ماجرا را مرور کند. mizan_test_en_fa she was inclined to believe their performance would, دلش می‌خواست قبول کند که اجرای آن‌ها اصولا این طور است، mizan_test_en_fa indeed, have such nature and feeling in it as must ensure their credit, and make it a very suffering exhibition to herself. با چنان احساساتی همراه است، و آن‌ها باید حق مطب را ادا کنند، و فقط خود اوست که از تماشای آن عذاب می‌کشد. mizan_test_en_fa Tom was enjoying such an advance towards the end; تام خوشحال بود که بقیه کارهای تکمیلی خوب پیش رفته است. mizan_test_en_fa Edmund was in spirits from the morning's rehearsal, and little vexations seemed everywhere smoothed away. ادموند از همان تمرین صبح به بعد سرحال بود، و دلخوری‌های جزئی سابق هم تخفیف پیدا کرده بود. mizan_test_en_fa All were alert and impatient; همه بی‌تاب و منتظر بودند. mizan_test_en_fa the ladies moved soon, the gentlemen soon followed them, and with the exception of Lady Bertram, خانم‌ها زود آمدند، کمی بعد آقایان هم آمدند، و به‌استثنای لیدی برترام، mizan_test_en_fa Mrs. Norris, and Julia, everybody was in the theatre at an early hour; خانم نوریس و جولیا، همه پیش از ساعت مقرر در تئاتر حضور یافتند. mizan_test_en_fa and having lighted it up as well as its unfinished state admitted, چراغ‌های تئاتر روشن بود و حالت نیمه کاره‌اش نیز قابل تحمل بود. mizan_test_en_fa were waiting only the arrival of Mrs. Grant and the Crawfords to begin. خلاصه، همه چیز آماده بود، و فقط منتظر ورود خانم گرانت و کرافردها بودند تا کار را شروع کنند. mizan_test_en_fa After a pause of perplexity, some eyes began to be turned towards Fanny, and a voice or two to say, بعد از چند لحظه سردرگمی، بعضی از نگاه‌ها به طرف فانی برگشت، و یکی دو نفر هم گفتند: mizan_test_en_fa ;If Miss Price would be so good as to _read_ the part. کاش دوشیزه پرایس لطف کنند متن این قسمت از نقش را بخوانند. mizan_test_en_fa ;And I do believe she can say every word of it,; added Maria, ماریا اضافه کرد: به نظر من، فانی می‌تواند تک‌تک کلمات را بگو، mizan_test_en_fa ;for she could put Mrs. Grant right the other day in twenty places. چون آن روز لااقل در بیست مورد اشتباهات خانم گرانت را تصحیح کرده بود.. mizan_test_en_fa Fanny could not say she did _not_; فانی نمی‌توانست بگو که حفظ نیست … mizan_test_en_fa and as they all persevered, as Edmund repeated his wish, and with a look of even fond dependence on her good nature, she must yield. و چون همه اصرار می‌کردند … چون ادموند هم دلش می‌خواست، و تازه حالت نگاهش طوری بود که واقعا روی مهربانی فانی حساب می‌کرد، فانی می‌بایست تسلیم بشود. mizan_test_en_fa They did begin; and being too much engaged in their own noise to be struck by an unusual noise in the other part of the house, شروع هم کردند … چنان غرق سروصدا و همهمه خودشان شدند که اصلا متوجه صدایی غیر عادی در قسمت دیگر خانه نشدند. mizan_test_en_fa had proceeded some way when the door of the room was thrown open, and Julia, appearing at it, with a face all aghast, exclaimed, ;My father is come! کمی پیش رفته بودند که در اتاق باز شد، جولیا آمد و مات و متعجب داد زد: پدر آمده! mizan_test_en_fa Mr. Yates might consider it only as a vexatious interruption for the evening, and Mr. Rushworth might imagine it a blessing; آقای ییتس شاید این را صرفا وقفه آزار دهنده‌ای در برنامه آن شب تلقی می‌کرد، و آقای راشورث هم شاید این واقعه را به فال نیک می‌گرفت، mizan_test_en_fa but every other heart was sinking under some degree of self condemnation or undefined alarm, ولی بقیه همه دلشان ریخته بود، چون یا احساس گناه می‌کردند یا احساس خطر. mizan_test_en_fa Jealousy and bitterness had been suspended: در آن لحظه، حسادت و کینه موقتا کنار گذاشته شده بود. mizan_test_en_fa selfishness was lost in the common cause; این قضیه به همه مربوط می‌شد، و خودخواهی جایی نداشت. mizan_test_en_fa but at the moment of her appearance, اما همان لحظه که جولیا از در آمده بود، mizan_test_en_fa Frederick was listening with looks of devotion to Agatha's narrative, and pressing her hand to his heart; فردریک داشت با نگاه مشتاق به دکلمه آگاتا گوش می‌داد و دست آگاتا را به سینه خود می‌فشرد. mizan_test_en_fa and as soon as she could notice this, and see that, in spite of the shock of her words, جولیا به محض تماشای این منظره دید که حتی بعد از شنیدن خبر هم فردریک حالت خود را حفظ کرده و دست آگاتا را در دستش نگه داشته است. mizan_test_en_fa he still kept his station and retained her sister's hand, her wounded heart swelled again with injury, طاقت نیاورد، قلب مجروحش بار دیگر به درد آمد، mizan_test_en_fa and looking as red as she had been white before, و صورتش که سفید سفید شده بود قرمز قرمز شد. mizan_test_en_fa she turned out of the room, saying, ; راهش را کشید تا برود، و در همان حال گفت: ‌: mizan_test_en_fa _I_ need not be afraid of appearing before him.; من که دلیلی ندارد بترسم می‌روم به استقبال پدر. mizan_test_en_fa Her going roused the rest; با رفتن جولیا، بقیه به خود آمدند. mizan_test_en_fa and at the same moment the two brothers stepped forward, feeling the necessity of doing something. در یک لحظه، هر دو برادر پا پیش گذاشتند و احساس کردند باید کاری کرد. mizan_test_en_fa A very few words between them were sufficient. چند کلمه بیشتر رد و بدل نکردند، اما همین چند کلمه کافی بود. mizan_test_en_fa Maria joined them with the same intent, just then the stoutest of the three; ماریا هم به همین قصد به آن‌ها ملحق شد واقعا هم در آن لحظه قاطع‌تر از برادرها بود. mizan_test_en_fa for the very circumstance which had driven Julia away was to her the sweetest support. آن موقعیت و حالتی که جولیا را از کوره در برده بود، بهترین و عزیزترین مایه دلگرمی ماریا بود. mizan_test_en_fa Henry Crawford's retaining her hand at such a moment, آخر، هنری کرافرد حتی در آن لحظه، mizan_test_en_fa a moment of such peculiar proof and importance, was worth ages of doubt and anxiety. در آن لحظه خطیر و مهم، همچنان دست او را در دست خود نگه داشته بود، و این دیگر هرگونه شک و شبهه‌ای را برطرف می‌کرد. mizan_test_en_fa ; but they were no sooner through the door than Henry Crawford undertook to answer the anxious inquiry, ‌ هنوز از در نگذشته بودند که هنری کرافرد به سوال‌های اضطراب‌آمیز او جواب داد، mizan_test_en_fa and, encouraging him by all means to pay his respects to Sir Thomas without delay, sent him after the others with delighted haste. و به هر وسیله‌ای که بود تشویقش کرد بدون معطلی برای ادای احترام به سرتاماس به دنبال آن سه نفر برود، و او را فرز و خوش حال روانه کرد. mizan_test_en_fa Her agitation and alarm exceeded all that was endured by the rest, هیجان و دلهره او از همه بیشتر بود، mizan_test_en_fa by the right of a disposition which not even innocence could keep from suffering. چون طبع و خلق و خویش طوری بود که حتی معصومیت و بی‌گناهی هم مانع غم و ناراحتی‌اش نمی‌شد. mizan_test_en_fa She was nearly fainting: چیزی نمانده بود از هوش برود: mizan_test_en_fa all her former habitual dread of her uncle was returning, آن ترس قبلی از شوهرخاله‌اش عود کرده بود، mizan_test_en_fa and with it compassion for him and for almost every one of the party on the development before him, و درعین‌حال دلش هم برای او می‌سوخت و هم برای تک‌تک آن کسانی که نزد او می‌رفتند … mizan_test_en_fa with solicitude on Edmund's account indescribable. و بیش از همه نیز برای ادموند غصه می‌خورد. mizan_test_en_fa She had found a seat, where in excessive trembling she was enduring all these fearful thoughts, روی صندلی نشسته بود و با ترس و لرز همه این فکرها و احساس‌های خوفناک را تحمل می‌کرد. mizan_test_en_fa while the other three, no longer under any restraint, were giving vent to their feelings of vexation, در همین حال، آن سه نفر دیگر، که قید و بندی نداشتند، احساس ناراحتی و رنجش خود را به زبان می‌آوردند. mizan_test_en_fa lamenting over such an unlooked for premature arrival as a most untoward event, این آمدن زودهنگام را اتفاق ناخوانده بسیار بدی می‌دانستند و بر بخت خود لعنت می‌فرستادند، mizan_test_en_fa and without mercy wishing poor Sir Thomas had been twice as long on his passage, or were still in Antigua. و در نهایت سنگدلی آرزو می‌کردند کاش سفر سر تاماس دو برابر طول کشیده بود یا کاش باز هم در آنتیگوا مانده بود. mizan_test_en_fa The Crawfords were more warm on the subject than Mr. Yates, from better understanding the family, کرافردها بیش از آقای ییتس ناراحت بودند، چون از اوضاع خانواده بهتر خبر داشتند و راحت‌تر تشخیص می‌دادند، mizan_test_en_fa and judging more clearly of the mischief that must ensue. که این ماجرا چه عواقبی ممکن است داشته باشد. mizan_test_en_fa while Mr. Yates considered it only as a temporary interruption, a disaster for the evening, آقای ییتس تصور می‌کرد فقط وقفه‌ای در کار پیش آمده و فقط شب‌شان خراب شده. mizan_test_en_fa and could even suggest the possibility of the rehearsal being renewed after tea, حتی امید داشت بعد از چای‌کارها از سر گرفته شود، mizan_test_en_fa when the bustle of receiving Sir Thomas were over, and he might be at leisure to be amused by it. چون بعد از تکاپوهای استقبال شاید سرتامامن بدش نمی‌آمد با فراغت کامل کمی تفریح بکند و سرش گرم بشود. mizan_test_en_fa and having soon agreed on the propriety of their walking quietly home and leaving the family to themselves, کمی بعد هم فکر کردند بهتر است بی‌سروصدا راه بیفتند به طرف خانه خودشان و آن خانواده را به حال خود بگذارند، mizan_test_en_fa proposed Mr. Yates's accompanying them and spending the evening at the Parsonage. و به آقای ییتس هم تعارف کردند که همراه‌شان برود شب را در خانه کشیشی سپری کند. mizan_test_en_fa But Mr. Yates, having never been with those who thought much of parental claims, or family confidence, اما آقای ییتس، که هیچ وقت با کسانی محشور نبود که به اقتدار پدرانه یا احترام خانوادگی اهمیت بدهند، mizan_test_en_fa could not perceive that anything of the kind was necessary; اصلا تصور نمی‌کرد این کار ضرورتی داشته باشد. mizan_test_en_fa and therefore, thanking them, said, به خاطر همین از آن‌ها تشکر کرد و گفت، mizan_test_en_fa ;he preferred remaining where he was, that he might pay his respects to the old gentleman handsomely since he _was_ come; ترجیح می‌دهد همان جا بماند تا احترامات لازم را در حق سرتاماس به جا بیاورد، چون به‌هرحال سرتاماس دیگر آمده بود. mizan_test_en_fa and besides, he did not think it would be fair by the others to have everybody run away.; وانگهی، به نظرش صحیح هم نبود که همه جیم بشوند و بروند. mizan_test_en_fa Fanny was just beginning to collect herself, فانی داشت به خود می‌آمد. mizan_test_en_fa and to feel that if she staid longer behind it might seem disrespectful, when this point was settled, می‌فهمید که اگر بیشتر معطل کند عملا بی‌احترامی است، بخصوص که خودش هم قبول داشت بی‌احترامی است. mizan_test_en_fa and being commissioned with the brother and sister's apology, وقتی آن برادر و خواهر عذرخواهی کردند و آماده رفتن شدند، mizan_test_en_fa saw them preparing to go as she quitted the room herself to perform the dreadful duty of appearing before her uncle. فانی هم از اتاق خارج شد تا وظیفه شاق خود را انجام بدهد و به حضور شوهرخاله‌اش برسد. mizan_test_en_fa Too soon did she find herself at the drawing room door; در یک چشم به هم زدن خودش را پشت در اتاق پذیرایی دید. mizan_test_en_fa and after pausing a moment for what she knew would not come, لحظه‌ای مکث‌کرد تا دل و جرئتی پیدا کندکه هیچ وقت پشت هیچ دری واقعا‌پیدا نمی‌کرد. mizan_test_en_fa ; and on perceiving her, came forward with a kindness which astonished and penetrated her, calling her his dear Fanny, ‌ اما تا فانی را دید با محبتی که فانی انتظارش را نداشت و به جانش نشست به طرف فانی آمد، او را فانی عزیز خطاب کرد، mizan_test_en_fa kissing her affectionately, and observing with decided pleasure how much she was grown! خیلی بااحساس او را بوسید، و بعد هم با خوشحالی گفت چه بزرگ شده، ‌! mizan_test_en_fa His manner seemed changed, به نظر می‌آمد رفتارش عوض شده. mizan_test_en_fa his voice was quick from the agitation of joy; صدایش از فرط هیجان و شادی می‌لرزید، mizan_test_en_fa and all that had been awful in his dignity seemed lost in tenderness. و همه آن خصوصیات ترسناکی که به ابهت و وقارش مربوط می‌شد در این محبت و مهربانی محو شده بود. mizan_test_en_fa He led her nearer the light and looked at her again فانی را به جای پرنورتری برد و بار دیگر نگاهش کرد … mizan_test_en_fa inquired particularly after her health, and then, correcting himself, observed that he need not inquire, for her appearance spoke sufficiently on that point. از سلامتی‌اش جویا شد، بعد حرف خود را اصلاح کرد و گفت لازم به پرسیدن نبوده چون از ظاهر و قیافه‌اش معلوم است که سرحال و سالم است، ‌. mizan_test_en_fa He inquired next after her family, especially William: بعد، از حال و روز خانواده‌اش و بخصوص ویلیام سوال کرد. mizan_test_en_fa and his kindness altogether was such as made her reproach herself for loving him so little, and thinking his return a misfortune; لطف و مهربانی سر تاماس به حدی بود که فانی خودش را سرزنش می‌کرد که چرا قبلا او را زیاد دوست نمی‌داشته و برگشتنش را مصیبتی تصور می‌کرده. mizan_test_en_fa and when, on having courage to lift her eyes to his face, she saw that he was grown thinner, and had the burnt, fagged, worn look of fatigue and a hot climate, وقتی به خود جرئت داد و نگاهش را بالا گرفت و به چهره سرتاماس نگاه کرد، متوجه شد که سرتاماس لاغرتر شده و قیافه خسته و کوفته و آفتاب‌خورده سرزمین‌های گرمسیر را دارد. mizan_test_en_fa every tender feeling was increased, and she was miserable in considering how much unsuspected vexation was probably ready to burst on him. احساس محبت و دلسوزی فانی بیشتر شد و فکر کرد چه بد است که سرتاماس خیلی زود با ناراحتی‌هایی روبه‌رو خواهد شد. mizan_test_en_fa and the delight of his sensations in being again in his own house, خوشحال و هیجان‌زده بود از اینکه بار دیگر به خانه خودش آمده، mizan_test_en_fa in the centre of his family, after such a separation, وسط خانواده‌اش نشسته، آن هم پس از یک جدایی طولانی. mizan_test_en_fa made him communicative and chatty in a very unusual degree; به خاطر همین هم بیش از حد معمول حرف می‌زد و بگو بخند می‌کرد. mizan_test_en_fa and he was ready to give every information as to his voyage, حاضر بود تمام جزئیات سفرش را تعریف کند. mizan_test_en_fa and answer every question of his two sons almost before it was put. به هر سوالی که دو پسرش می‌کردند قبل از آنکه سوال تمام شود جواب می‌داد. mizan_test_en_fa His business in Antigua had latterly been prosperously rapid, and he came directly from Liverpool, کار و بارش در آنتیگوا در آن اواخر خیلی سریع پیش رفته بود و یکراست از لیورپول آمده بود. mizan_test_en_fa as he sat by Lady Bertram and looked with heartfelt satisfaction on the faces around him کنار لیدی برترام نشسته بود و با رضایت باطنی به قیافه همه آن‌هایی که دورش نشسته بودند نگاه می‌کرد … mizan_test_en_fa interrupting himself more than once, however, to remark on his good fortune in finding them all at home چند بارهم حرفش را قطع کرد تا بگو چه خوب شده همه آن‌ها با هم در خانه بوده‌اند … mizan_test_en_fa coming unexpectedly as he did تازه بی‌خبر هم آمده بود … mizan_test_en_fa all collected together exactly as he could have wished, but dared not depend on. با این حال، همه بودند، همان طور که دلش می‌خواسته اما تصورش را نمی‌کرده. mizan_test_en_fa By not one of the circle was he listened to with such unbroken, unalloyed enjoyment as by his wife, اما در این میان هیچ کس به اندازه لیدی برترام به حرف‌های سر تاماس دقت نمی‌کرد و هیچ کس هم به اندازه او از ته دل خوشحال نبود. mizan_test_en_fa who was really extremely happy to see him, لیدی برترام از خوشحالی سر از پا نمی‌شناخت. mizan_test_en_fa and whose feelings were so warmed by his sudden arrival as to place her nearer agitation than she had been for the last twenty years. از ورود ناگهانی شوهرش به چنان احساس و هیجانی دچار شده بود که ظرف بیست سال گذشته سابقه نداشت. mizan_test_en_fa She had been almost fluttered for a few minutes, تا چند دقیقه کاملا دستپاچه و هیجان‌زده بود، mizan_test_en_fa and still remained so sensibly animated as to put away her work, چنان حال و روزی پیدا کرده بود که کارش را کنار گذاشته بود، mizan_test_en_fa move Pug from her side, and give all her attention and all the rest of her sofa to her husband. سگ کوچولو بش را فرستاده بود جایی دیگر، و تمام توجه خودش و همین طور بقیه کاناپه‌اش را داده بود به شوهرش. mizan_test_en_fa She had no anxieties for anybody to cloud her pleasure: هیچ دلهره نداشت که مثلا کسی شادی‌اش را به هم بزند. mizan_test_en_fa her own time had been irreproachably spent during his absence: در غیاب شوهرش، اوقاتش را بدون عیب و نقص سپری کرده بود. mizan_test_en_fa she had done a great deal of carpet work, and made many yards of fringe; کلی قالی‌بافی کرده و چندین یارد پشه بافته بود، mizan_test_en_fa and she would have answered as freely for the good conduct and useful pursuits of all the young people as for her own. تازه می‌توانست فارغ بال از حسن رفتار و کارهای مفید جوان‌ها حرف بزند. mizan_test_en_fa Not that she was incommoded by many fears of Sir Thomas's disapprobation when the present state of his house should be known, for her judgment had been so blinded that, البته اصلا نگران این قضیه نبود که سر تاماس بعد از پی‌بردن به اوضاع و احوال خانه چه‌قدر ناراحت می‌شود، چون آن‌قدر قوه تمیز نداشت که جایی هم برای این نوع نگرانی بگذرد. mizan_test_en_fa except by the instinctive caution with which she had whisked away Mr. Rushworth's pink satin cloak as her brother in law entered, فقط ملاحظه و احتیاطی داشت که فطری بود، و به همین سبب هم موقع ورود شوهرخواهرش بلافاصله ردای ساتن صورتی آقای راشورث را قایم کرده بود، mizan_test_en_fa Mrs. Norris felt herself defrauded of an office on which she had always depended, whether his arrival or his death were to be the thing unfolded; خانم نوریس احسان می‌کرد منصبی را از او گرفته‌اند، چون کار خود من بود که خبر ورود یا مرگ سرتاماس را به بقیه برساند. mizan_test_en_fa and was now trying to be in a bustle without having anything to bustle about, حالا هم سعی می‌کرد تکاپو و جنب‌وجوش داشته باشد بدون آنکه نیازی به تکاپو و جنب‌وجوش وجود داشته باشد. mizan_test_en_fa and labouring to be important where nothing was wanted but tranquillity and silence. می‌خواست نقش مهمی داشته باشد، درحالی‌که به چیزی جز آرامش و سکون نیاز نبود. mizan_test_en_fa Would Sir Thomas have consented to eat, she might have gone to the housekeeper with troublesome directions, and insulted the footmen with injunctions of despatch; اگر سر تاماس رضایت چیزی بخورد، خانم نوریس با دستورهای سختگیرانه‌اش به سراغ کدبانوی منزل می‌رفت و با این طرف و آن طرف فرستادن پادوها و خدمتکارها آن‌ها را حسابی به تکاپو می‌انداخت. mizan_test_en_fa but Sir Thomas resolutely declined all dinner: اما سر تاماس اصلا نمی‌خواست چیزی بخورد. mizan_test_en_fa he would take nothing, nothing till tea came he would rather wait for tea. اشتها نداشت صبر می‌کرد تا چای بیاورند … به چای اکتفا می‌کرد. mizan_test_en_fa and in the most interesting moment of his passage to England, وقتی سرتاماس داشت جالب‌ترین قسمت سفر به انگلستان را شرح می‌داد، mizan_test_en_fa when the alarm of a French privateer was at the height, she burst through his recital with the proposal of soup. و می‌گفت که خطر رویارویی با دزدان دریایی فرانسوی خیلی جدی شده بود، خانم نوریس وسط حرفش دوند و گفت که سوپ میل دارد یا نه، ‌. mizan_test_en_fa His immediate communications were exhausted, and it seemed enough to be looking joyfully around him, now at one, now at another of the beloved circle; حرف‌های فوری‌اش به پایان رسید و با شادی و رضایت به دوروبر خود نگاه کرد به نوبت به قیافه همه آن آدم‌هایی که دوستشان داشت دقت کرد. mizan_test_en_fa but the pause was not long: اما این مکث طولانی نبود. mizan_test_en_fa in the elation of her spirits Lady Bertram became talkative, and what were the sensations of her children upon hearing her say, ; لیدی برترام که روحیه بشاشی پیدا کرده بود به حرف افتاد و از پرحرفی‌اش همه بچه‌هایش به التهاب افتادند. mizan_test_en_fa How do you think the young people have been amusing themselves lately, Sir Thomas? لیدی برترام گفت: سر تاماس، اگر گفتی این اواخر جوان‌ها سرشان به چه چیزی گرم بوده؟ mizan_test_en_fa We have just been trying, by way of doing something, and amusing my mother, just within the last week, to get up a few scenes, a mere trifle. فقط برای اینکه کاری کرده پاشیم و سر مادر را هم گرم کرده پاشیم، همین هفته سعی داشتیم چند تا صحنه را جمع‌وجور کنیم، که زیاد هم مهم نبود. mizan_test_en_fa The first day I went over Mansfield Wood, روز اول رفتم جنگل منسفیلد. mizan_test_en_fa and Edmund took the copses beyond Easton, ادموند هم رفت به طرف بیشه‌زار آن‌سوی ایستن. mizan_test_en_fa and we brought home six brace between us, روی هم شش جفت شکار با خودمان آوردیم. mizan_test_en_fa and might each have killed six times as many, شاید شش برابر هم شکار کردیم که نیاوردیم. mizan_test_en_fa but we respect your pheasants, sir, I assure you, as much as you could desire. البته، خیال‌تان راحت باشد، به قرقاول‌ها کاری نداشتیم. mizan_test_en_fa For the present the danger was over, عجالتا خطر رفع شده بود. mizan_test_en_fa and Fanny's sick feelings subsided; احساسات آزاردهنده فانی هم آرام‌تر شد. mizan_test_en_fa but when tea was soon afterwards brought in, اما کمی بعدکه چای آوردند، mizan_test_en_fa and Sir Thomas, getting up, said that he found that he could not be any longer in the house without just looking into his own dear room, every agitation was returning. سر تاماس بلند شد وگفت دیگر طاقت ندارد و می‌خواهد به اتاق خودش نگاهی بیندازد در این موقع، بار دیگر همه به التهاب افتادند. mizan_test_en_fa He was gone before anything had been said to prepare him for the change he must find there; and a pause of alarm followed his disappearance. قبل از آنکه کسی بتواند زمینه‌چینی کند تا او از دیدن تغییرات اتاق یکه نخورد، به طرف اتاقش رفت و همه سکوت کردند و گوش به زنگ ماندند. mizan_test_en_fa ;It is time to think of our visitors,; said Maria, still feeling her hand pressed to Henry Crawford's heart, and caring little for anything else. ماریا که هنوز فشار دست خود را روی قلب هنری کرافرد احساس می‌کرد و پروای چیزی را نداشت گفت: وقتش رسیده که به فکر مهمان‌های‌مان پاشیم.. mizan_test_en_fa Sir Thomas had been a good deal surprised to find candles burning in his room; سرتاماس کلی تعجب کرد که آن همه شمع توی اتاقش روشن کرده بودند. mizan_test_en_fa and on casting his eye round it, to see other symptoms of recent habitation and a general air of confusion in the furniture. وقتی چشم گرداند علائم دیگری هم دید که نشان می‌داد کسانی از آن اتاق استفاده کرده‌اند اسباب و اثاث به هم ریخته بود مخصوصا توجهش! mizan_test_en_fa The removal of the bookcase from before the billiard room door struck him especially, جلب شد به این‌که قفسه کتاب را از جلو در اتاق بیلیارد برداشته‌اند. mizan_test_en_fa before there were sounds from the billiard room to astonish him still farther. هنوز هاج و واج بود که سروصداهایی از اتاق بیلیارد شنید و بی‌اختیار به آن طرف رفت. mizan_test_en_fa His father's looks of solemnity and amazement on this his first appearance on any stage, ‌. پدرش در این نخستین حضورش در صحنه حالت موقر و بهت‌زده‌ای داشت، mizan_test_en_fa and the gradual metamorphosis of the impassioned Baron Wildenheim into the well bred and easy Mr. Yates, making his bow and apology to Sir Thomas Bertram, و بارون ویلدنهایم احساساتی نیز داشت تبدیل می‌شد به آقای ییتس مودب و بی‌تکلف که در برابر سر تاماس برترام تعظیم می‌کرد و معذرت می‌خواست. mizan_test_en_fa Sir Thomas received Mr. Yates with all the appearance of cordiality which was due to his own character, سر تاماس با حالت مودبانه‌ای که از شخصیتش ناشی می‌شد آقای ییتس را پذیرفت، mizan_test_en_fa but was really as far from pleased with the necessity of the acquaintance as with the manner of its commencement. اما نه از خود این آشنایی راضی بود و نه از طرز آن، ‌. mizan_test_en_fa Tom understood his father's thoughts, and heartily wishing he might be always as well disposed to give them, تام از افکار پدرش خبر داشت همیشه دلش می‌خواست پدرش زیاد این افکار را به زبان نیاورد، mizan_test_en_fa but partial expression, began to see, more clearly than he had ever done before, that there might be some ground of offence, that there might be some reason for the glance his father gave towards the ceiling and stucco of the room; اما حالا خیلی واضح‌تر از قبل می‌دید که زمینه‌های زیادی برای ناراحتی و عصبانیت پدرش وجود دارد … بی‌جهت نبود که پدرش به سقف و گچکاری اتاق نگاه می‌کرد. mizan_test_en_fa and that when he inquired with mild gravity after the fate of the billiard table, he was not proceeding beyond a very allowable curiosity. وقتی هم با کمی عصبانیت از سرنوشت میز بیلیارد پرسید، حالتش اصلا شبیه کنجکاوی نبود. mizan_test_en_fa A few minutes were enough for such unsatisfactory sensations on each side; چند دقیقه نگذشته بود که احساسات نامطبوعی در طرفین شکل گرفت. mizan_test_en_fa and Sir Thomas having exerted himself so far as to speak a few words of calm approbation in reply to an eager appeal of Mr. Yates, as to the happiness of the arrangement, سر تاماس خودش را کنترل کرد و در جواب سوال‌های مشتاقانه آقای ییتس چند کلمه‌ای به زبان آورد، چون آقای ییتس نظرش را درباره انکارها می‌پرسید. mizan_test_en_fa Sir Thomas listened most politely, but found much to offend his ideas of decorum, سر تاماس با ادب و نزاکت گوش سپرد اما خیلی به خودش فشار می‌آورد تا ظواهر ادب را حفظ کند. mizan_test_en_fa and confirm his ill opinion of Mr. Yates's habits of thinking, from the beginning to the end of the story; وقتی از ابتدا تا انتهای داستانش را شنید، نظر منفی‌تری هم در مورد آقای ییتس پیدا کرد. mizan_test_en_fa ;My friend Yates brought the infection from Ecclesford, and it spread دوستم ییتس با همین فکر از اکلسفرد آمد، و این جور فکرها هم خودتان می‌دانید که مسری است.. mizan_test_en_fa as those things always spread, you know, sir the faster, probably, from _your_ having so often encouraged the sort of thing in us formerly. مسری‌تر از همه آن تثثوهای سابق شما برای چنین کارهایی، چون زود می‌شد اجرایش کرد. mizan_test_en_fa Not less acutely was it felt by Fanny, who had edged back her chair behind her aunt's end of the sofa, فانی هم با تمام وجود این سرزنش را تشخیص می‌داد فانی صندلی‌اش را پشت کاناپه خاله‌اش گذاشته بود، mizan_test_en_fa and, screened from notice herself, saw all that was passing before her. و دور از چشم بقیه همه چیز را تماشا می‌کرد. mizan_test_en_fa Our company is now so dispersed, from the Crawfords being gone home, that nothing more can be done to night; کرافردها رفته‌اند منزل‌شان و گروه ما پخش و پلا شده و امشب دیگر نمی‌شود کاری کرد. mizan_test_en_fa but if you will give us the honour of your company to morrow evening, I should not be afraid of the result. اما اگر شما افتخار بدهید و فردا شب به جمع ما ملحق بشوید، نگران نتیجه کار نخواهم بود. mizan_test_en_fa Tom was the only one at all ready with an answer, تام تنها کسی بود که حاضر جواب بود، mizan_test_en_fa but he being entirely without particular regard for either, اما چون هیچ نظر خاصی در مورد این برادر و خواهر نداشت، ‌، mizan_test_en_fa without jealousy either in love or acting, could speak very handsomely of both. و نه در عالم عشق و عاشقی احساس حسادت می‌کرد و نه در عالم بازنگری و هنرپیشگی، می‌توانست در مورد هر دو نفر آن‌ها کلمات خوشایندی به زبان بیاورد. mizan_test_en_fa ;I do not say he is not gentleman like, considering; گفت: راستش، من نمی‌گویم ایشان آقای شایسته‌ای نیستند. mizan_test_en_fa but you should tell your father he is not above five feet eight, or he will be expecting a well looking man.; اما بهتر است به پدرتان بگویید که قدشان بیشتر از پنج فوت و هشت اینچ نیست و در ضمن قیافه‌شان هم چنگی به دل نمی‌زند. ‌ mizan_test_en_fa That I should be cautious and quick sighted, and feel many scruples which my children do _not_ feel, is perfectly natural; این‌که من محتاط و حسان پاشم و عیب و ایرادهایی ببینم که فرزندانم نمی‌بینند، کاملا طبیعی است. mizan_test_en_fa and equally so that my value for domestic tranquillity, for a home which shuts out noisy pleasures, should much exceed theirs. ترجیح می‌دهم لذایذ و خوشی‌های پرسروصدا زیاد توی خانه‌ام نباشد و این آرامش را به هم نزند، و خب، این ترجیح من هم‌کاملاطبیعی است. mizan_test_en_fa But at your time of life to feel all this, is a most favourable circumstance for yourself, and for everybody connected with you; اما وقتی شما در این سن‌وسال احساسی شبیه من داربد، کاملا به سود خودتان است و همین‌طور به سود هرکسی‌که با شما سروکار دارد. mizan_test_en_fa and I am sensible of the importance of having an ally of such weight.; من به اهمیت هم‌فکری شخصی مثل شما کاملا واقفم. mizan_test_en_fa but as a well judging, steady young man, with better notions than his elocution would do justice to, اما می‌دید که جوان ثابت‌قدمی است که درست تشخیص می‌دهد و تصورات و افکارش برتر از طرز بیان آن تصورات و افکار است. mizan_test_en_fa he intended to value him very highly. به خاطر همین، قصد داشت به او احترام بگذارد. mizan_test_en_fa but by looking, as he really felt, most exceedingly pleased with Sir Thomas's good opinion, اما ظاهرش با احساسش می‌خواند، و از حسن نظر سر تاماس فوق‌العاده خوشحال و راضی بود. mizan_test_en_fa and saying scarcely anything, he did his best towards preserving that good opinion a little longer. به خاطر همین، دیگر حرفی نزد و نهایت سعی خود را کرد تا این حسن نظر را بازهم حفظ کند. mizan_test_en_fa Edmund's first object the next morning was to see his father alone, صبح روز بعد، اولین هدف ادموند این بود که پدرش را تنها ببیند، mizan_test_en_fa and give him a fair statement of the whole acting scheme, منصفانه کل ماجرای نمایش را توضیح بدهد، mizan_test_en_fa defending his own share in it as far only as he could then, in a soberer moment, feel his motives to deserve, سهم خود را بگو، در لحظه مناسب تا جایی که امکان داشته باشد از نیت و انگیزه خود دفاع کند، mizan_test_en_fa and acknowledging, with perfect ingenuousness, that his concession had been attended with such partial good as to make his judgment in it very doubtful. و بعد با صراحت اعتراف کند که این کوتاه آمدن و رضایت دادنش چندان خیر و منفعتی هم نداشته و قضاوت و تشخیصش در این ماجرا مورد تردید است، ‌. mizan_test_en_fa He was anxious, while vindicating himself, to say nothing unkind of the others: مواظب بود که هنگام دفاع کردن از خودش در حق دیگران بی‌انصافی نکند، mizan_test_en_fa but there was only one amongst them whose conduct he could mention without some necessity of defence or palliation. اما فقط یک نفر وجود داشت که ادموند می‌توانست بدون دغدغه یا بدون مراعات جوانب واقعا از او دفاع کند. mizan_test_en_fa Sir Thomas saw all the impropriety of such a scheme among such a party, and at such a time, سر تاماس می‌دید که اجرای چنین برنامه‌ای در چنان جمعی چه قدر کراهت داشته، آن هم در چنان زمانی. mizan_test_en_fa as strongly as his son had ever supposed he must; پسرش می‌فهمید که او همان قدر ناراحت است که از قبل حدس می‌زده. mizan_test_en_fa he felt it too much, indeed, for many words; احساساتش با کلمات قابل وصف نبود. mizan_test_en_fa and having shaken hands with Edmund, meant to try to lose the disagreeable impression, and forget how much he had been forgotten himself as soon as he could, با ادموند دست داد بعد سعی کرد آثار ناراحتی را از قیافه‌اش محو کند، هرچه زودتر فراموش کند که فراموشش کرده بودند، mizan_test_en_fa after the house had been cleared of every object enforcing the remembrance, and restored to its proper state. خانه هم هرچه زودتر از هرگونه نشانه‌ای که یادآور این وقایع ناخوشایند باشد پاک شود و به وضع صحیحش برگردانده شود. mizan_test_en_fa He did not enter into any remonstrance with his other children: سر تامان به روی فرزندان دیگرش هم نیاورد. mizan_test_en_fa he was more willing to believe they felt their error than to run the risk of investigation. دلش می‌خواست باور کند که آن‌ها به خطای خود پی برده‌اند. mizan_test_en_fa The young people had been very inconsiderate in forming the plan; نخواست وارد پرس‌وجو، با تمام خطراتی که داشت، بشود جوان‌ها در این قضیه بی‌مبالاتی کرده بودند. mizan_test_en_fa they ought to have been capable of a better decision themselves; اگر دقت می‌کردند حتما تصمیم بهتری می‌گرفتند. mizan_test_en_fa but they were young; and, excepting Edmund, he believed, of unsteady characters; اما خب، جوان بودند، و سر تامان هم آن‌ها را آدم‌های باثباتی نمی‌دانست، البته بجز ادموند. mizan_test_en_fa and with greater surprise, therefore, he must regard her acquiescence in their wrong measures, her countenance of their unsafe amusements, than that such measures and such amusements should have been suggested. به خاطر همین، سر تاماس خیلی تعجب می‌کرد چه‌طور خانم نوریس با کارهای غلط آن‌ها موافقت کرده و به مشغولیات خطرناک‌شان رضایت داده، درحالی‌که انتظار می‌رفته از اساس با این نوع برنامه‌ها و سرگرمی‌ها مخالفت کند. mizan_test_en_fa Mrs. Norris was a little confounded and as nearly being silenced as ever she had been in her life; خانم نوریس کمی سردرگم شد نزدیک هم بود طبق معمول ساکت بشود و دیگر صدایش درنیاید، mizan_test_en_fa Henry Crawford was gone, gone from the house, and هنری کرافرد رفته بود … از خانه رفته بود، mizan_test_en_fa within two hours afterwards from the parish; دو ساعت بعد هم از ناحیه رفته بود، mizan_test_en_fa and so ended all the hopes his selfish vanity had raised in Maria and Julia Bertram. و به این ترتیب هر نوع خودنمایی و جلوه‌فروشی‌اش نیز برای جلب علاقه ماربا برترام و جولیا برترام به پایان رسیده بود. mizan_test_en_fa His presence was beginning to be odious to her; حضور کرافرد دیگر داشت منزجرش می‌کرد. mizan_test_en_fa By all the others it was mentioned with regret; and his merits honoured with due gradation of feeling بقیه اظهار تاسف می‌کردند و هر کس مطابق احساس خود در وصف محاسن او حرف می‌زد، mizan_test_en_fa from the sincerity of Edmund's too partial regard, to the unconcern of his mother speaking entirely by rote. از طرفداری صادقانه ادموند گرفته تا بی‌خیالی مادرش که طوطی‌وار چیزهایی می‌گفت. mizan_test_en_fa and could almost fear that she had been remiss herself in forwarding it; کم‌کم داشت نگران می‌شد که مبادا خودش بی مبالاتی و کوتاهی کرده. mizan_test_en_fa but with so many to care for, how was it possible for even _her_ activity to keep pace with her wishes? اما خب، با این‌همه دغدغه و مشغله، مگر می‌شد که حتی آدمی مثل او همیشه کارهایش طوری پیش برود که به تحقق خواست‌هایش منجر بشود؟ mizan_test_en_fa wanting to be alone with his family, the presence of a stranger superior to Mr. Yates must have been irksome; می‌خواست با خانواده‌اش باشد و حضور غریبانه‌ای حتی بهتر از آقای ییتس هم باعث زحمت بود، mizan_test_en_fa but of him, trifling and confident, idle and expensive, it was every way vexatious. چه برسد به آقای ییتس که آدم بی‌اهمیت و پر مدعا و عاطل و باطل و پر ریخت و پاشی بود و حضورش از هر لحاظ آزاردهنده بود. mizan_test_en_fa In himself he was wearisome, but as the friend of Tom and the admirer of Julia he became offensive. خودش به قدر کافی سر تاماس را کلافه می‌کرد، چه برسد به اینکه دوست تام و کشته مرده جولیا هم باشد. این دیگر غیر قابل تحمل بود. mizan_test_en_fa Mr. Yates had staid to see the destruction of every theatrical preparation at Mansfield, the removal of everything appertaining to the play آقای ییتس آن‌قدر در منسفیلد مانده بود که نابودی تمام تدارکات تئاتری را دیده بود و پاک شدن همه آثار نمایش و اجرا را نظاره کرده بود. mizan_test_en_fa he left the house in all the soberness of its general character; وقتی از آن خانه می‌رفت، همه چیزش به نظر او تیره و تار و گرفته می‌رسید. mizan_test_en_fa and Sir Thomas hoped, in seeing him out of it, to be rid of the worst object connected with the scheme, سر تامان هم وقتی دید او دارد می‌رود فکر کرد از بدترین چیزی که به این ماجرای نمایش مربوط می‌شد mizan_test_en_fa and the last that must be inevitably reminding him of its existence. و از آختن نشانه چنین برنامه‌ای دارد خلاص می‌شود.. mizan_test_en_fa The curtain, over which she had presided with such talent and such success, went off with her to her cottage, where she happened to be particularly in want of green baize. پرده‌ای که آن طور با ذوق و شوق بر دوختنش نظارت کرده بود به خانه او منتقل شد، چون اتفاقا توی خانه خودش به ماهوت سبز احتیاج داشت. mizan_test_en_fa Some members of their society sent away, and the spirits of many others saddened بعضی از آدم‌هایی که با آن‌ها نشست و برخاست می‌کردند راهشان را کشیده و رفته بودند، و خیلی‌های دیگر هم حال و روز ملال‌آور و محزونی داشتند. mizan_test_en_fa it was all sameness and gloom compared with the past در مقایسه با قبل، همه چیز یکنواخت و گرفته و دلگیر بود. mizan_test_en_fa a sombre family party rarely enlivened. فقط گه‌گاه مهمانی‌های کسل کننده خانوادگی تنوعی پدید می‌آورد. mizan_test_en_fa Sir Thomas, drawing back from intimacies in general, was particularly disinclined, سر تاماس که کلا از صمیمیت و نزدیکی بیش از حد اجتناب می‌کرد، mizan_test_en_fa at this time, for any engagements but in one quarter. حالا دیگر هیچ تمایلی به رفت و آمد نشان نمی‌داد، مگر برای یک ربع ساعت. mizan_test_en_fa There was never much laughing in his presence; هیچ وقت در حضور او زیاد نمی‌خندیدیم. mizan_test_en_fa or, if there is any difference, it is not more, I think, than such an absence has a tendency to produce at first. اگر هم اوضاع فرقی کرده باشد به نظرم در حدی است که بعد از چنین غیبتی معمولا اولش پیش می‌آید. mizan_test_en_fa There must be a sort of shyness; طبعا یک جور حجب و حیا و شرم حضور وجود دارد. mizan_test_en_fa but I cannot recollect that our evenings formerly were ever merry, except when my uncle was in town. ولی یادم نمی‌آید که قبلا هم شب‌ها زیاد بگو بخند می‌کردیم، مگر مواقعی که شوهرخاله می‌رفت شهر. mizan_test_en_fa Ask your uncle what he thinks, and you will hear compliments enough: از شوهرخاله‌ات بپرس چه نظری دارد، آن وقت کلی تعریف و تمجید می‌شنوی. mizan_test_en_fa and though they may be chiefly on your person, you must put up with it, and trust to his seeing as much beauty of mind in time.; البته بیشتر از خودت تعریف و تمجید می‌کند، اما باید طاقت داشته پاشی، چون مطمنن باش که بموقعش از فکر و اخلاقت هم تعریف و تمجید خواهد کرد. mizan_test_en_fa Anybody but myself would have made something more of it, هر کسی جای من بود سنگ تمام می‌گذاشت، mizan_test_en_fa and anybody but you would resent that you had not been thought very pretty before; و هر کسی هم جای تو بود ناراحت می‌شد که چرا زودتر نگفته‌اند تو خوشگلی. mizan_test_en_fa but the truth is, that your uncle never did admire you till now راستش، شوهر خاله‌ات تا به حال از تو تعریف نکرده بود … mizan_test_en_fa and now he does. ;Oh! don't talk so, don't talk so,; cried Fanny, حالا تعریف می‌کند. فانی گفت: اوه! این حرف‌ها را نزن، این طور حرف نزن. mizan_test_en_fa distressed by more feelings than he was aware of; بیش از آنکه ادموند تصور می‌کرد مضطرب و هراسان شد. mizan_test_en_fa but seeing that she was distressed, he had done with the subject, and only added more seriously اما ادموند وقتی دید فانی دستپاچه شده موضوع صحبت را عوض کرد و فقط خیلی جدی گفت: mizan_test_en_fa And while my cousins were sitting by without speaking a word, خاله‌زاده‌هایم نشسته بودند و یک کلمه هم حرف نمی‌زدند. mizan_test_en_fa or seeming at all interested in the subject, I did not like به نظر نمی‌رسید علاقه‌ای هم به موضوع داشته پاشند. خب، من خوشم نمی‌آمد که … mizan_test_en_fa I thought it would appear as if I wanted to set myself off at their expense, فکر کردم مبادا خیال کنند جای آن‌ها را غصب می‌کنم mizan_test_en_fa by shewing a curiosity and pleasure in his information which he must wish his own daughters to feel.; و با کنجکاوی کردن و لذت بردنم از صحبت‌های شوهر خاله حالتی به من دست می‌دهد که لابد شوهر خاله دلش می‌خواهد به دخترهایش دست بدهد. mizan_test_en_fa She certainly understands _you_ better than you are understood by the greater part of those who have known you so long; او تو را از همه کسانی که این‌همه مدت با تو زندگی کرده‌اند بهتر می‌شناسد و روحیاتت را بهتر می‌فهمد. mizan_test_en_fa and with regard to some others, I can perceive, from occasional lively hints, the unguarded expressions of the moment, در مورد دیگران هم، من از بعضی اشاره‌های گه گاهی‌اش در لحظه‌های صمیمی می‌فهمم mizan_test_en_fa that she could define _many_ as accurately, did not delicacy forbid it. که خیلی‌ها را دقیق می‌شناسد اما ادب و نزاکت مانع این می‌شود که به‌صراحت چیزی بکند. mizan_test_en_fa She must admire him as a fine looking man, with most gentlemanlike, dignified, consistent manners; لابد پدر به نظرش آدم خیلی خوبی است و رفتارهایش آقامنشانه، متین و باثبات به نظر می‌رسد. mizan_test_en_fa but perhaps, having seen him so seldom, his reserve may be a little repulsive. اما خب، ‌، چونیم پدر را دیده است، شاید دیر جوشی پدر به نظرش جذاب نباشد. mizan_test_en_fa I do not call Tunbridge or Cheltenham the country; تا نبریج و چلتنم هم روستا محسوب نمی‌شوند. mizan_test_en_fa and November is a still more serious month, اما اکتبر ماه عبوس و گرفته‌ای اس. mizan_test_en_fa and I can see that Mrs. Grant is very anxious for her not finding Mansfield dull as winter comes on.; و من دارم می‌بینم که خانم گرانت فکر و ذکرت این است که وقتی زمستان برسد مبادا منسفیلد برای دوشیزه کرافرد جای دلگیر و کسل کننده‌ای باشد. mizan_test_en_fa Fanny could have said a great deal, فانی حرف برای گفتن داشت، mizan_test_en_fa but it was safer to say nothing, and leave untouched all Miss Crawford's resources اما بهتر دید چیزی نگوید و از درایت و تدبیر و روحیات و مقام و موقعیت و دوست و آشناهای او حرفی نزند، تا مبادا لابه‌لای این حرف‌ها مطلب ناخوشایندی از دهانش دربیاید. mizan_test_en_fa her accomplishments, her spirits, her importance, her friends, lest it should betray her into any observations seemingly unhandsome. از فکر چنین روز کسل کننده‌ای حالم بد می‌شود، ولی خب، بین بد و بدتر چاره‌ای ندارم جز اینکه به بد رضایت بدهم … mizan_test_en_fa I should dread the stupidity of the day, اگر نروم، سر تاماس خیلی ناراحت می‌شود. mizan_test_en_fa if there were not a much greater evil to follow the impression it must leave on Sir Thomas. Not all his good will for Mr. Rushworth, not all Mr. Rushworth's deference for him, could prevent him from soon discerning some part of the truth با این‌که به آقای راشورث حسن نظر داشت و با این‌که آقای راشورث هم احترام خاصی به او می‌گذاشت، باز سرتاماس خیلی زود به بعضی چیزها پی برد … mizan_test_en_fa that Mr. Rushworth was an inferior young man, as ignorant in business as in books, بله، سر تاماس فهمید که آقای راشورث جوان خوش فکری نیست، نه از تجارت و کار و بار سررشته دارد و نه از کتاب و ادبیات. mizan_test_en_fa with opinions in general unfixed, and without seeming much aware of it himself. عقایدش نیز خام و شکل نگرفته است، و تازه خودش هم این ضعف‌هایش را نمی‌شناسد. mizan_test_en_fa With solemn kindness Sir Thomas addressed her: سر تاماس با محبت تمام با ماریا صحبت کرد. mizan_test_en_fa told her his fears, inquired into her wishes, نگرانی‌های خود را به او گفت. پرسید او چه دوست دارد. mizan_test_en_fa entreated her to be open and sincere, از او خواست رک و صریح باشد. mizan_test_en_fa and assured her that every inconvenience should be braved, and the connexion entirely given up, if she felt herself unhappy in the prospect of it. اطمینان داد که اگر خواهان چنین وصلتی نیست خودش هر گونه معضل و مسئله‌ای را حل می‌کند، بعد هم از خیر این وصلت می‌گذرند. mizan_test_en_fa Maria had a moment's struggle as she listened, and only a moment's: ماریا یک لحظه دچار کشمکش شد، اما فقط یک لحظه. mizan_test_en_fa when her father ceased, she was able to give her answer immediately, decidedly, and with no apparent agitation. وقتی صحبت پدرش تمام شد، ماریا توانست بلافاصله با اطمینان و بدون هیجان و احساسات جواب بدهد. mizan_test_en_fa She thanked him for his great attention, his paternal kindness, از پدرش به خاطر این همه توجه و محبت پدرانه تشکر کرد، mizan_test_en_fa but he was quite mistaken in supposing she had the smallest desire of breaking through her engagement, اما برخلاف تصور پدرش دلش نمی‌خواست نامزدی‌اش را به هم بزند و می‌گفت از زمان نامزدی‌اش به بعد به‌هیچ‌وجه تغییر عقیده نداده و بی‌میل نشده است. mizan_test_en_fa or was sensible of any change of opinion or inclination since her forming it. and if Maria could now speak so securely of her happiness with him, speaking certainly without the prejudice, the blindness of love, she ought to be believed. ماریا هم از خوشبختی‌اش با آقای راشورث مطمئن است و با چشم باز و بدون این‌که عشق کورش کرده باشد نظر خود را داده است، و خب، باید حرفش را باور کرد. mizan_test_en_fa Her feelings, probably, were not acute; البته شاید احساسات ماریا خیلی تند و تیز نبود، mizan_test_en_fa he had never supposed them to be so; و سر تاماس هم هیچ وقت تصور نمی‌کرد تند و تیز باشد، mizan_test_en_fa but her comforts might not be less on that account; اما به‌هرحال احساس راحتی و آسایش می‌کرد. mizan_test_en_fa and if she could dispense with seeing her husband a leading, shining character, درست است که شوهرش آدم برجسته و درخشانی نبود، mizan_test_en_fa there would certainly be everything else in her favour. اما بقیه چیزها همه و همه مورد پسند ماریا بود. mizan_test_en_fa A well disposed young woman, who did not marry for love, was in general but the more attached to her own family; اتفاقا زن جوان تربیت‌شده‌ای که از روی عشق ازدواج نکند بیشتر به خانواده خودش دلبستگی نشان می‌دهد. mizan_test_en_fa and the nearness of Sotherton to Mansfield must naturally hold out the greatest temptation, and would, in all probability, be a continual supply of the most amiable and innocent enjoyments. نزدیکی ساترتن به منسفیلد هم البته کلی ارزش داشت و طبعا باعث تداوم خوشی‌ها و شادی‌های گذشته می‌شد. فکرها و دلایل سر تامان این‌ها بود. … mizan_test_en_fa Such and such like were the reasonings of Sir Thomas, happy to escape the embarrassing evils of a rupture, the wonder, the reflections, the reproach that must attend it; تازه، از گرفتاری‌ها و مخمصه‌های قطع رابطه اجتناب می‌شد و جلو سوال‌ها و اظهارنظرها و سرزنش‌های احتمالی بعدی هم گرفته می‌شد. mizan_test_en_fa happy to secure a marriage which would bring him such an addition of respectability and influence, این وصلت نفوذ و اعتبار سر تاماس را بیشتر می‌کرد. mizan_test_en_fa and very happy to think anything of his daughter's disposition that was most favourable for the purpose. سر تاماس وقتی به اخلاق و روحیه دختر خود فکر می‌کرد، که واقعا مناسب چنین وصلتی بود، خوشحال هم می‌شد. mizan_test_en_fa She was in a state of mind to be glad that she had secured her fate beyond recall: با آن حالت روحی‌اش خوشحال بود که سرنوشت خود را رقم زده است … بار دیگر با ساترتن تجدید میثاق کرده است … mizan_test_en_fa that she had pledged herself anew to Sotherton; that she was safe from the possibility of giving Crawford the triumph of governing her actions, and destroying her prospects; و دیگر احتمال این خطر نیست که کرافرد با آن حالت فاتحانه بر رفتار و اعمال او فرمان براند و آینده‌اش را خراب کند. mizan_test_en_fa and retired in proud resolve, determined only to behave more cautiously to Mr. Rushworth in future, that her father might not be again suspecting her. بعد از گفت‌وگو با پدرش به این نتیجه هم رسید که از آن پس رفتار سنجیده‌تری با آقای راشورث داشته باشد تا پدرش دیگر به شک و تردید نیفتد. mizan_test_en_fa Had Sir Thomas applied to his daughter within the first three or four days after Henry Crawford's leaving Mansfield, اگر سر تاماس همان سه چهار روز اول ترک هنری کرافرد از منسفیلد با دخترش صحبت کرده بود شاید جوابی غیر از این می‌شنید، mizan_test_en_fa before her feelings were at all tranquillised, before she had given up every hope of him, چون آن موقع هنوز احساسات ماریا ناآرام بود، امید من را به هنری کرافرد از دست نداده بود، mizan_test_en_fa or absolutely resolved on enduring his rival, her answer might have been different; و تصمیم قطعی نگرفته بود که به راشورث رضایت بدهد و با او کنار بیاید. mizan_test_en_fa but after another three or four days, when there was no return, no letter, no message, اما وقتی سه چهار روز گذشت و هنری کرافرد برنگشت و نامه و خبری هم از او نرسید … mizan_test_en_fa no symptom of a softened heart, و هیچ نشانه‌ای از احساسات قلبی‌اش دیده نشد … mizan_test_en_fa no hope of advantage from separation, و هیچ علامتی هم از غم جدایی دیده نشد … mizan_test_en_fa her mind became cool enough to seek all the comfort that pride and self revenge could give. ذهن ماربا آرام‌تر شد و نوعی بی‌اعتنایی در پیش گرفت که از غرور و نوعی حس انتقام ناشی می‌شد. mizan_test_en_fa Henry Crawford had destroyed her happiness, but he should not know that he had done it; هنری کرافرد خوشبختی ماریا را به باد داده بود اما نمی‌توانست بفهمد که چنین کاری کرده است. mizan_test_en_fa he should not destroy her credit, her appearance, her prosperity, too. حالا دیگر نمی‌تواند به آبرو و احترام و رفاه ماریا لطمه بزند. mizan_test_en_fa He should not have to think of her as pining in the retirement of Mansfield for him, به فکرش خطور نمی‌کرد که ماریا به خاطر او حاضر بود منسفیلد را رها کند، mizan_test_en_fa rejecting Sotherton and London, independence and splendour, for his sake. از ساترتن و لندن هم چشم بپوشد و از استقلال و زرق و برق زندگی بگذرد. mizan_test_en_fa In all the important preparations of the mind she was complete: ماریا کاملا ذهنش را آماده کرده بود … mizan_test_en_fa being prepared for matrimony by an hatred of home, restraint, and tranquillity; به علت بیزاری‌اش از خانه پدری، قید و بندها، mizan_test_en_fa by the misery of disappointed affection, and contempt of the man she was to marry. کسالت‌ها و یکنواختی‌ها، آماده شوهر کردن بود، و البته همین طور به علت احساسات ناکام‌مانده‌اش و تسلطی که بر شوهر آینده‌اش می‌داشت. mizan_test_en_fa and very early in November removed herself, her maid, her footman, and her chariot, with true dowager propriety, to Bath, همان اوایل نوامبر با خدمتکارش، ‌، نوکرش، کالسکه امن، مثل یک بانوی تمام‌عیار به بث نقل مکان کرد … mizan_test_en_fa there to parade over the wonders of Sotherton in her evening parties; تا در مهمانی‌های شبانه‌اش پز عجایب ساترتن را بدهد … mizan_test_en_fa enjoying them as thoroughly, perhaps, in the animation of a card table, as she had ever done on the spot; و پشت میز بازی نیز همان کیفی را ببرد که در خود ساترتن می‌برد … mizan_test_en_fa and before the middle of the same month the ceremony had taken place which gave Sotherton another mistress. قبل از اواسط همان ماه مراسم ازدواج هم برگزار شد و ساترتن بانوی تازه‌ای پیدا کرد. mizan_test_en_fa and the service was impressively read by Dr. Grant. و عالی‌جناب گرانت هم موقع خطبه خواندن سنگ تمام گذاشت. mizan_test_en_fa Nothing could be objected to when it came under the discussion of the neighbourhood, هیچ عیب و اشکالی وجود نداشت که بعدا آدم‌های آن ناحیه درباره‌اش حرف بزنند، mizan_test_en_fa except that the carriage which conveyed the bride and bridegroom and Julia from the church door to Sotherton was the same chaise which Mr. Rushworth had used for a twelve month before. جز اینکه کالسکه‌ای که عروس و داماد و جولیا را از در کلیسا به ساترتن می‌برد همان کالسکه‌ای بود که آقای راشورث از دوازده ماه قبل سوارش می‌شد. mizan_test_en_fa Sir Thomas felt as an anxious father must feel, سر تاماس همان احساسی را داشت که هر پدر دلسوز و نگرانی دارد. mizan_test_en_fa and was indeed experiencing much of the agitation which his wife had been apprehensive of for herself, همان هیجانی را داشت که همسرش هم لابد داشت mizan_test_en_fa but had fortunately escaped. for she had made the match; اما خوشبختانه در شوهرش تشخیص نمی‌داد. آخر، او بود که باعث این وصلت شده بود … mizan_test_en_fa she had done everything; هر کاری از دستش برمی‌آمد کرده بود … mizan_test_en_fa and no one would have supposed, from her confident triumph, that she had ever heard of conjugal infelicity in her life, هیچ کس هم با دیدن این احساس پیروزی او فکر نمی‌کرد که اصلا او در تمام عمرش از عدم رضایت زناشویی چیزی شنیده یا نه، mizan_test_en_fa or could have the smallest insight into the disposition of the niece who had been brought up under her eye. یا حتی از اخلاق و روحیه خواهرزاده‌ای که جلو چشمش بزرگ شده بود کوچک‌تربن شناختی دارد یا نه. mizan_test_en_fa Since rivalry between the sisters had ceased, از موقعی که رقابت دو خواهر به پایان رسیده بود، mizan_test_en_fa they had been gradually recovering much of their former good understanding; رفته‌رفته همان تفاهم و همدلی سابق برقرار شده بود. mizan_test_en_fa and were at least sufficiently friends to make each of them exceedingly glad to be with the other at such a time. لااقل حالا دیگر آن‌قدر صمیمیت داشتند که از مصاحبت یکدیگر در چنین برهه‌ای واقعا لذت ببرند. mizan_test_en_fa and Julia was quite as eager for novelty and pleasure as Maria, جولیا هم به اندازه ماربا مشتاق چیزهای جدید و خوشی‌های تازه بود، mizan_test_en_fa though she might not have struggled through so much to obtain them, هر چند که زیاد دنبال این چیزها نمی‌رفت، به هر دری نمی‌زد، mizan_test_en_fa The family circle became greatly contracted; خانواده خیلی جمع‌وجورتر شده بود، mizan_test_en_fa and though the Miss Bertrams had latterly added little to its gaiety, they could not but be missed. و با اینکه در آن اواخر دوشیزه برترام‌ها دل و دماغ درست و حسابی نداشتند و زیاد بگو بخند نکرده بودند باز هم جای خالی‌شان کاملا احساس می‌شد. mizan_test_en_fa Even their mother missed them; حتی مادرشان دلش تنگ می‌شد.. mizan_test_en_fa and how much more their tenderhearted cousin, who wandered about the house, از همه بیشتر، دل دخترخاله مهربان‌شان تنگ می‌شد که در خانه پرسه می‌زد mizan_test_en_fa and thought of them, and felt for them, with a degree of affectionate regret which they had never done much to deserve! و به آن‌ها فکر می‌کرد و محبتی در دلش احساس می‌کرد که زیاد هم مستحقش نبودند! mizan_test_en_fa In that house, which she had hardly entered twice a year since Mr. Norris's death, ساکنان خانه‌ای که فانی بعد از مرگ آقای نوریس سالی دو بار هم به آن پا نمی‌گذاشت، mizan_test_en_fa she became a welcome,an invited guest, حالا دعوتش می‌کردند و قدمش هم روی چشم بود. mizan_test_en_fa and in the gloom and dirt of a November day, most acceptable to Mary Crawford. بخصوص در روزهای گرفته و گل‌آلود ماه نوامبر، حضورش برای مری کرافرد مغتنم بود. mizan_test_en_fa Mrs. Grant, really eager to get any change for her sister, خانم گرانت که واقعا دلش می‌خواست حال و هوای خواهرش را عوض کند، mizan_test_en_fa could, by the easiest self deceit, persuade herself that she was doing the kindest thing by Fanny, and giving her the most important opportunities of improvement in pressing her frequent calls. می‌توانست خیلی راحت دلش را خوش کند به اینکه دارد از طریق معاشرت با فانی به خواهر خود لطف می‌کند وبا دعوت‌های مکرر از فانی کاری می‌کند که به خواهرش خوش بگذرد. mizan_test_en_fa Fanny, having been sent into the village on some errand by her aunt Norris, was overtaken by a heavy shower close to the Parsonage; یک روز که فانی برای انجام کاری به سفارش خاله‌اش به دهکده رفته بود در نزدیکی خانه کشیشی گرفتار رگبار سنگینی شده بود. mizan_test_en_fa and being descried from one of the windows endeavouring to find shelter under the branches and lingering leaves of an oak just beyond their premises, از پنجره او را دیده بودند که سعی می‌کرد پر شاخ و برگ تک درخت بلوطی درست در کنار زمین آن‌ها خودش را از بارش در امان نگه دارد. mizan_test_en_fa was forced, though not without some modest reluctance on her part, to come in. بعد هم البته با حجب و اکراه رضایت داده بود و وارد خانه‌شان شده بود. mizan_test_en_fa but when Dr. Grant himself went out with an umbrella, اما بعد که عالی‌جناب گرانت خودش چتر به دست گرفت و از خانه بیرون آمد، mizan_test_en_fa there was nothing to be done but to be very much ashamed, and to get into the house as fast as possible; فانی دیگر چاره‌ای نداشت جز اینکه با خجالت تمام هرچه زودتر وارد خانه‌شان بشود. mizan_test_en_fa and to poor Miss Crawford, who had just been contemplating the dismal rain in a very desponding state of mind, دوشیزه کرافرد که همان موقع داشت بی‌حوصله و کلافه به این باران کسالت‌بار فکر می‌کرد، mizan_test_en_fa sighing over the ruin of all her plan of exercise for that morning, و ناراحت بود که ییاده‌روی آن روزش به هم خورده، mizan_test_en_fa and of every chance of seeing a single creature beyond themselves for the next twenty four hours, the sound of a little bustle at the front door, و تا بیست و چهار ساعت هیچ مخلوقی جز خودشان را نخواهد دید، با شنیدن صدای جنب‌وجوش پشت در خانه، mizan_test_en_fa and the sight of Miss Price dripping with wet in the vestibule, was delightful. و با دیدن دوشیزه پرایس که توی راهرو ایستاده بود و آب از سر و روبش می‌چکید، حسابی ذوق‌زده شد. mizan_test_en_fa She was all alive again directly, and among the most active in being useful to Fanny, بلافاصله سرحال آمد و دلش خواست حتما برای فانی کاری کند. mizan_test_en_fa in detecting her to be wetter than she would at first allow, and providing her with dry clothes; وقتی دید فانی خیس‌تر از آن است که در نظر اول تصور می‌کرد لبان خشک برایش آورد. mizan_test_en_fa and Fanny, after being obliged to submit to all this attention, فانی به ناچار به همه این محبت‌ها تن داد. mizan_test_en_fa and to being assisted and waited on by mistresses and maids, هم خانم‌های خانه و هم خدمتکارها‌تر و خشکش کردند. mizan_test_en_fa being also obliged, on returning downstairs, to be fixed in their drawing room for an hour while the rain continued, بعد هم از پله‌ها پایین آمد و یک ساعتی در اتاق پذیرایی‌شان نشست تا باران بند بیاید، mizan_test_en_fa the blessing of something fresh to see and think of was thus extended to Miss Crawford, and might carry on her spirits to the period of dressing and dinner. و دوشیزه کرافرد هم خدا را شکر کرد کسی آمده که می‌شود با او گپ زد و این سرحالی دوشیزه کرافرد تا موقع آماده شدن و غذا خوردن ادامه داشت. mizan_test_en_fa The two sisters were so kind to her, and so pleasant, that Fanny might have enjoyed her visit could she have believed herself not in the way, and could she have foreseen that the weather would certainly clear at the end of the hour, هر دو خواهر چنان مهربان و مطبوع بودند که فانی اگر باور می‌کرد مزاحم‌شان نیست، و اگر پیش‌بینی می‌کرد هوا تا یک ساعت دیگر صاف می‌شود، mizan_test_en_fa and save her from the shame of having Dr. Grant's carriage and horses out to take her home, with which she was threatened. و از خجالت جناب گرانت درمی‌آید که با اسب و کالسکه‌اش او را به خانه می‌رساند، mizan_test_en_fa As to anxiety for any alarm that her absence in such weather might occasion at home, she had nothing to suffer on that score; بله، اگر این فکرها نگرانش نمی‌کرد، حتما از این دیدار تصادفی لذت بیشتری می‌برد در مورد برنگشتن خودش در چنین هوایی زیاد نگران نبود و بعید می‌دانست که در خانه‌شان زیاد ناراحت بشوند. mizan_test_en_fa for as her being out was known only to her two aunts, she was perfectly aware that none would be felt, فقط خاله‌ها می‌دانستند او بیرون است و فانی مطمئن بود هیچ کدام از این دو خاله نگرانش نمی‌شوند. mizan_test_en_fa and that in whatever cottage aunt Norris might chuse to establish her during the rain, خاله نوریس شاید حدس نمی‌زد و مطمئن نبود فانی کجاست، ‌، mizan_test_en_fa her being in such cottage would be indubitable to aunt Bertram. اما خاله برترام بی برو برگرد فکر می‌کرد فانی توی یک چنین خانه‌ای است، ‌. mizan_test_en_fa It was beginning to look brighter, when Fanny, observing a harp in the room, asked some questions about it, هوا داشت صاف‌تر می‌شد که فانی چشمش به هارپ افتاد و درباره‌اش چیزهایی پرسید. mizan_test_en_fa which soon led to an acknowledgment of her wishing very much to hear it, خیلی زود معلوم شد دلش می‌خواهد صدای این ساز را بشنود، mizan_test_en_fa and a confession, which could hardly be believed, of her having never yet heard it since its being in Mansfield. و در میان ناباوری آن‌ها اعتراف کرد که از وقتی این ساز را به منسفیلد آورده‌اند صدایش را نشنیده است. mizan_test_en_fa She had scarcely ever been at the Parsonage since the instrument's arrival, there had been no reason that she should; از موقعی که این ساز را آورده بود فانی پایش را به خانه کشیشی نگذاشته بود، و البته موردی هم پیش نیامده بود که به این خانه برود. mizan_test_en_fa but Miss Crawford, calling to mind an early expressed wish on the subject, was concerned at her own neglect; اما دوشیزه کرافرد یادش آمد که همان اوایل فانی شوق و ذوق نشان داده بود با این یادآوری، دوشیزه کرافرد به غفلت و سر به هوایی خودش پی برد، و بلافاصله پرسید: mizan_test_en_fa and ;Shall I play to you now? She played accordingly; می‌خواهید برایتان بزنم؟ شروع کرد به نواختن ساز. mizan_test_en_fa happy to have a new listener, and a listener who seemed so much obliged, خوشحال بود که شنونده تازه‌ای دارد، آن هم شنونده‌ای که این‌همه مودب است، mizan_test_en_fa so full of wonder at the performance, and who shewed herself not wanting in taste. از نواختن او به شگفتی می‌افتد و به‌هیچ‌وجه بی‌ذوق و سلیقه هم نیست. mizan_test_en_fa Fanny felt that she must; فانی احساس کرد باید بشنود. mizan_test_en_fa and though she had not waited for that sentence to be thinking of Edmund, البته منتظر شنیدن این جمله نبود تا به یاد ادموند بیفتد، mizan_test_en_fa such a memento made her particularly awake to his idea, اما این یادآوری لحظه‌ای باعث شد به فکر تصورات و عقاید ادموند بیفتد. mizan_test_en_fa and she fancied him sitting in that room again and again, مجسم کرد که ادموند احتمالا روی همان صندلی بارها نشسته بود، mizan_test_en_fa perhaps in the very spot where she sat now, listening with constant delight to the favourite air, و با لذت به قطعه مورد علاقه‌اش گوش داده بود، و واقعا هم به نظر فانی، نوازنده برایش سنگ تمام می‌گذاشت. mizan_test_en_fa Such was the origin of the sort of intimacy which took place between them within the first fortnight after the Miss Bertrams' going away این بود آغاز دوستی و صمیمیتی که ظرف دو هفته پس از رفتن دوشیزه برترام‌ها شکل گرفت، mizan_test_en_fa an intimacy resulting principally from Miss Crawford's desire of something new, and which had little reality in Fanny's feelings. دوستی و صمیمیتی که عمدتا از میل دوشیزه کرافرد به تنوع ناشی می‌شد که در احسان‌های فانی جای مهمی نداشت. mizan_test_en_fa Fanny went to her every two or three days: فانی هر دو سه روز یک بار به دیدنش می‌رفت. mizan_test_en_fa it seemed a kind of fascination: نوعی جاذبه در کار بود. mizan_test_en_fa she could not be easy without going, and yet it was without loving her, without ever thinking like her, without any sense of obligation for being sought after now when nobody else was to be had; اگر نمی‌رفت بی‌قرار می‌شد، اما نمی‌شد گفت دوشیزه کرافرد را دوست دارد، یا مثل او فکر می‌کند، یا وظیفه دارد در غیاب دیگران او را از تنهایی خارج کند. mizan_test_en_fa and deriving no higher pleasure from her conversation than occasional amusement, and _that_ often at the expense of her judgment, when it was raised by pleasantry on people or subjects which she wished to be respected. از گفت‌وگو با او هم زم‌باد لذت نمی‌برد، مگر در بعضی مواقع، آن هم با نادیده گرفتن فهم و تشخیص خودش در مواردی که دوشیزه کرافرد آدم‌ها یا چیزهایی را که مورد احترام فانی بود دست می‌انداخت. mizan_test_en_fa the weather being unusually mild for the time of year, چون هوا به نسبت فصل خیلی ملایم بود. mizan_test_en_fa and venturing sometimes even to sit down on one of the benches now comparatively unsheltered, remaining there perhaps till, گاهی هم دل به دریا می‌زدند و روی یکی از نیمکت‌هایی که دیگر حفاظ چندانی نداشتند می‌نشستند و همان جا می‌ماندند، mizan_test_en_fa in the midst of some tender ejaculation of Fanny's on the sweets of so protracted an autumn, they were forced, تا بالاخره وسط یکی از تعریف و تمجیدهای ملیح فانی درباره حلاوت‌های آن پاییز طولانی، mizan_test_en_fa by the sudden swell of a cold gust shaking down the last few yellow leaves about them, to jump up and walk for warmth. ناگهان باد سردی می‌وزید و آخرین برگهای زرد اطرافشان را می‌تکاند و می‌انداخت، و آن وقت مجبور می‌شدند از جا بپرند و برای گرم شدن راه بروند. mizan_test_en_fa ;This is pretty, very pretty,; said Fanny, looking around her as they were thus sitting together one day; یک روز که به همین شکل با هم نشسته بودند، فانی نگاهی به اطراف انداخت و گفت: قشنک است … خیلی خیلی قشنگ است، ‌. mizan_test_en_fa ;every time I come into this shrubbery I am more struck with its growth and beauty. من هر بارگه به این بوته‌زار می‌آیم از گیاه‌ها و زببایی‌اش به حیرت می‌افتم، ‌. mizan_test_en_fa Three years ago, this was nothing but a rough hedgerow along the upper side of the field, سه سال پیش اینجا هیچ نبود، جزیی پرچین معمولی در آن سمت بالای زمین. mizan_test_en_fa never thought of as anything, هیچ کس به فکرش نبود. mizan_test_en_fa or capable of becoming anything; کسی هم تصور نمی‌کرد چیزی از آن در بیاید. mizan_test_en_fa and now it is converted into a walk, and it would be difficult to say whether most valuable as a convenience or an ornament; حالا تبدیل شده به معبر و گردشگاه، و نمی‌شود گفت که ارزش استفاده‌اش بیشتر است یا ارزش تفریحی امن. mizan_test_en_fa and perhaps, in another three years, we may be forgetting almost forgetting what it was before. شاید سه سال دیگر یادمان برود … یادمان برود که قبلا چه شکلی بود. mizan_test_en_fa ; And following the latter train of thought, she soon afterwards added: کمی بعد این رشته افکار را ادامه داد وکفت: ‌: mizan_test_en_fa ;If any one faculty of our nature may be called more wonderful than the rest, I do think it is memory. اگر قرار باشد یک خصوصیت را در آدمیزاد نام ببربم‌که واقعا شگفت‌انگیزتر از هر خصوصیت دیگری باشد، به نظر من همان حافظه و خاطره است. mizan_test_en_fa Miss Crawford, untouched and inattentive, had nothing to say; دوشیزه کرافرد، که تحت تاثیر قرار نگرفته بود و توجهش جلب نشده بود، حرفی برای گفتن نداشت. mizan_test_en_fa and Fanny, perceiving it, brought back her own mind to what she thought must interest. فانی به این حالت او پی برد و افکارش را به موضوعی برگرداند که به نظرش مورد علاقه دوشیزه کرافرد بود. mizan_test_en_fa One does not think of extent here; اینجا کسی به فکر توسعه دادن نیست … mizan_test_en_fa and between ourselves, till I came to Mansfield, I had not imagined a country parson ever aspired to a shrubbery, or anything of the kind.; بین خودمان باشد، موقعی که به منسفیلد می‌آمدم تصور نمی‌کردم یک کشیش دهکده اصلا به فکر بوته‌زار و این‌جور چیزها باشد. mizan_test_en_fa In some countries we know the tree that sheds its leaf is the variety, بعضی جاها این درخت برگهایش می‌ریزد، یک نوعش این طور است، mizan_test_en_fa but that does not make it less amazing that the same soil and the same sun should nurture plants differing in the first rule and law of their existence. اما باز هم شگفت انگیز ست … از یک خاک و یک آفتاب گیاهانی می‌رسد که قاعده و اساس حیاتشان فرق می‌کند. mizan_test_en_fa You will think me rhapsodising; فکر می‌کنید من دارم زیادی ابراز احساسات می‌کنم، mizan_test_en_fa but when I am out of doors, especially when I am sitting out of doors, I am very apt to get into this sort of wondering strain. ولی من هر وقت می‌آیم بیرون، مخصوصا موقعی که می‌نشینم و نگاه می‌کنم، بی‌اختیار این رگ حیرت و شگفتی‌ام می‌جنبد. mizan_test_en_fa An elegant, moderate sized house in the centre of family connexions; یک خانه مجهز و آراسته و نه خیلی هم بزرگ … وسط دوست و آشناهای خانوادگی … mizan_test_en_fa continual engagements among them; نشست و برخاست دائمی با آن‌ها … mizan_test_en_fa commanding the first society in the neighbourhood; دم دست اولین جمع همان ناحیه … mizan_test_en_fa looked up to, perhaps, as leading it even more than those of larger fortune, شاید حتی مهم‌تر از خانه‌های بزرگتر و مجلل‌تر باشد، mizan_test_en_fa and turning from the cheerful round of such amusements to nothing worse than a _tete a tete_ with the person one feels most agreeable in the world. آن هم موقعی که آدم بعد از این‌همه چیزهای خوب بتواند با کسی حرف بزند که به نظرش سازگارترین آدم دنیاست. mizan_test_en_fa ;Come, come, it would be very un handsome in us to be severe on Mrs. Rushworth, for I look forward to our owing her a great many gay, brilliant, happy hours. دوشیزه کرافرد ادامه داد: بله، بله، درست نیست که ما به خانم راشورث سخت بگیریم، چون می‌دانم که کلی بگو بخند و ساعت‌های خوش در انتظار ماست و ما ممنونش خواهیم شد. mizan_test_en_fa Such a match as Miss Bertram has made is a public blessing; این ازدواج دوشیزه برترام باعث خیر و برکت است و نفعش به همه می‌رسد، mizan_test_en_fa for the first pleasures of Mr. Rushworth's wife must be to fill her house, and give the best balls in the country.; چون لابد اولین کاری که همسر آقای راشورث باید بکند این است که خانه‌اش را پرکند و بهترین مهمانی‌های رقص را ترتیب بدهد. mizan_test_en_fa It was the first time of his seeing them together since the beginning of that better acquaintance which he had been hearing of with great satisfaction. از زمانی که با رضایت متوجه شده بود این دو نفر با هم صمیمی‌تر شده‌اند، این اولین بار بود که آن دو را با هم می‌دید. mizan_test_en_fa A friendship between two so very dear to him was exactly what he could have wished: دوستی و صمیمیت این دو نفر که آن‌همه برایش عنبر بودند نهایت آرزوبش بود. mizan_test_en_fa and to the credit of the lover's understanding, برای اینکه حق عاشق را هم ادا کنیم، mizan_test_en_fa be it stated, that he did not by any means consider Fanny as the only, or even as the greater gainer by such a friendship. باید بگوییم که ادموند به هیچ وجه هم فانی را در این دوستی تنها ذی‌نفع یا حتی ذی نفع بزرگتر نمی‌دانست. mizan_test_en_fa ;Perhaps I might have scolded,; said Edmund, ;if either of you had been sitting down alone; ادموند گفت: شاید جای ایراد گرفتن هم داشته باشد، به شرطی که هر کدامتان تنهایی می‌رفتید آنجا می‌نشستید. mizan_test_en_fa but while you do wrong together, I can overlook a great deal.; اما اگر دوتایی با هم اشتباه کنید، من به‌کلی ندید می‌گیرم. mizan_test_en_fa But I have long thought Mr. Bertram one of the worst subjects to work on, البته من مدت‌هاست فکر می‌کنم آقای برترام یکی از سرسخت‌ترین اشخاص هستند و نمی‌شود روی ایشان تاثیری گذاشت، ‌. mizan_test_en_fa in any little manoeuvre against common sense, that a woman could be plagued with. برای چیزی که خلاف عقل سلیم باشد هیچ جایی باقی نمی‌گذارند، و این هر زنی را به ستوه می‌آورد. mizan_test_en_fa I have my alarms, but they are quite in a different quarter; البته من نگرانم، اما از یک چیز دیگر. mizan_test_en_fa and if I could have altered the weather, you would have had a good sharp east wind blowing on you the whole time اگر می‌توانستم هوا را تغییر بدهم، آن وقت تمام مدت یک باد شرقی تند و درست و حسابی می‌زد توی صورتت … mizan_test_en_fa for here are some of my plants which Robert _ این جا من گل و گیاه‌هایی دارم که رابرت آن‌ها را به حال خود رها می‌کند، mizan_test_en_fa will_ leave out because the nights are so mild, چون شب‌ها هوا خیلی ملایم است، mizan_test_en_fa and I know the end of it will be, that we shall have a sudden change of weather, و من می‌دانم که آخرش یکدفعه هوا عوض می‌شود، mizan_test_en_fa a hard frost setting in all at once, taking everybody at least Robert by surprise, and I shall lose every one; یکباره یخ می‌زند، آن وقت همه غافلگیر می‌شوند از جمله رابرت و من همه این گل و گیاه‌ها را از دست می‌دهم. mizan_test_en_fa and what is worse, cook has just been telling me that the turkey, which I particularly wished not to be dressed till Sunday, از این بدتر، آشپزم همین الان به من گفته بوقلمونی که واقعا نمی‌خواستم تا یکشنبه درستش کنم فوقش تا فردا دوام می‌آورد. mizan_test_en_fa because I know how much more Dr. Grant would enjoy it on Sunday after the fatigues of the day, will not keep beyond to morrow. جناب گرانت خیلی دلش می‌خواست روز یکشنبه بعد از آن همه خستگی روزانه بنشیند و بوقلمون را بخورد. mizan_test_en_fa These are something like grievances, and make me think the weather most unseasonably close.; خب، این هم ناراحتم کرده این طور چیزها آدم را ناراحت می‌کند. mizan_test_en_fa ;Thank you; but there is no escaping these little vexations, Mary, live where we may; باعث می‌شود فکر کنم این هوا در این موقع سال خیلی غیر عادی و موذی است متشکرم … ولی نمی‌شود از این جورگرفتاری‌ها در رفت، مری. mizan_test_en_fa and when you are settled in town and I come to see you, هر جا هم‌که زندگی‌کنی فرق نمی‌کند، وقتی بروی شهر و من بیایم دیدنت، mizan_test_en_fa I dare say I shall find you with yours, in spite of the nurseryman and the poulterer, صددرصد شاهد خواهم بودکه تو هم‌گرفتاری‌های خودت را داری، حتی با وجود باغبان و پرورش‌دهنده پرنده.. mizan_test_en_fa perhaps on their very account. اصلا شاید هم به خاطر وجود آن‌ها دغدغه داشته پاشی. mizan_test_en_fa Their remoteness and unpunctuality, or their exorbitant charges and frauds, will be drawing forth bitter lamentations.; اگر دم دستت نباشند، سر وقت‌کارشان را انجام ندهند، زنخت وپاششان ن‌باد باشد و دغلکاری‌کنند، آن وقت داد و فریادت درمی‌آید و به زمین و زمان ناسزا می‌گوابی. mizan_test_en_fa ;That is not much to the purpose now; این پاد به موضوع ما ربط ندارد. mizan_test_en_fa and as to my being in parliament, I believe I must wait till there is an especial assembly for the representation of younger sons who have little to live on. در مورد پارلمان هم فکر می‌کنید باید صبرکنم تا مجلس مخصوصی برای حضور پسرهای غیر ارشدکه دارایی چندانی برای امرار معاش ندارند تشکیل بشود؟ mizan_test_en_fa No, Miss Crawford,; he added, in a more serious tone, ;there _are_ distinctions which I should be miserable if I thought myself without any chance نه، دوشیزه کرافرد … بعد با لحن جدی‌تری اضافه کرد: موقعیت‌هایی هست که خوشبختانه خودم را برای آن‌ها بی‌شانس نمی‌بینم … mizan_test_en_fa absolutely without chance or possibility of obtaining خیلی هم امکان رسیدنم به آن‌ها زیاد است … mizan_test_en_fa but they are of a different character.; اما از یک نوع دیگرند. mizan_test_en_fa A look of consciousness as he spoke, and what seemed a consciousness of manner on Miss Crawford's side as she made some laughing answer, was sorrowfull food for Fanny's observation; ادموند موقع حرف زدن می‌دانست چه می‌کوبد، دوشیزه کرافرد هم با جواب‌های خنده‌آورش می‌دانست چه رفتاری در پیش گرفته است، و فانی هم با دیدن این وضع ناراحت می‌شد. mizan_test_en_fa and finding herself quite unable to attend as she ought to Mrs. Grant, by whose side she was now following the others, می‌دید آن طور که باید و شاید نمی‌تواند با خانم گرانت بجوشد و گپ بزند داشت با خانم گرانت پشت سر آن دو راه می‌رفت ‌. mizan_test_en_fa she had nearly resolved on going home immediately, تصمیم گرفت زود به خانه برود. mizan_test_en_fa and only waited for courage to say so, when the sound of the great clock at Mansfield Park, striking three, فقط منتظر بود دل و جرئتی پیدا کند تا بگوید که می‌خواهد برود، اما همین موقع صدای ساعت بزرگ منسفیلد پارک به گوش رسید که سه بار نواخت، ‌، mizan_test_en_fa made her feel that she had really been much longer absent than usual, and brought the previous self inquiry of whether she should take leave or not just then, and how, to a very speedy issue. و فانی متوجه شد که بیش از حد معمول غیبت کرده است و باز از خودش پرسید که آیا همان لحظه خداحافظی کند و بگوید برای کار عاجلی باید برود، باید زود هم برود، یا نه. mizan_test_en_fa With undoubting decision she directly began her adieus; با همین شک و تردیدها بی‌مقدمه شروع کرد به خداحافظی کردن. mizan_test_en_fa and Edmund began at the same time to recollect that his mother had been inquiring for her, and that he had walked down to the Parsonage on purpose to bring her back. ادموند هم در همین لحظه یادش افتاد که مادرش سراغ فانی را گرفته بود و اصلا خودش برای برگرداندن فانی بود که به خانه کشیشی آمده بود. mizan_test_en_fa Fanny's hurry increased; فانی عجله بیشتری به خرج داد. mizan_test_en_fa and without in the least expecting Edmund's attendance, she would have hastened away alone; بدون آنکه انتظار همراهی از ادموند داشته باشد می‌توانست زودتر به خانه برگردد. mizan_test_en_fa but the general pace was quickened, and they all accompanied her into the house, through which it was necessary to pass. اما بقیه هم قدم‌هایشان را تند کردند و همراه فانی تا خانه کشیشی رفتند، چون می‌بایست از آنجا رد شد. mizan_test_en_fa This was so new an attention, so perfectly new a circumstance in the events of Fanny's life, that she was all surprise and embarrassment; این تعارف برای فانی تازگی داشت، اصلا در زندگی فانی تازگی داشت، به خاطر همین غافلگیر و دستپاچه شد. mizan_test_en_fa and while stammering out her great obligation, and her ; برای جواب دادن به این تعارف به تته‌پته افتاد. mizan_test_en_fa but she did not suppose it would be in her power,; داشت فکر می‌کرد اختیار و اجازه این کار را ندارد. mizan_test_en_fa was looking at Edmund for his opinion and help. برای کمک گرفتن از ادموند به او نگاه کرد، و با نگاهش از او خواست که اظهارنظر کند. … mizan_test_en_fa But Edmund, delighted with her having such an happiness offered, اما ادموند خوشحال بود که چنین تعارف خوشایندی به فانی کرده‌اند، mizan_test_en_fa and ascertaining with half a look, and half a sentence, that she had no objection but on her aunt's account, به خاطر همین هم نیم‌نگاهی انداخت و نصفه‌نیمه هم چیزی گفت، و خلاصه فانی ایرادی نمی‌دید این دعوت را بپذیرد، فقط به فکر خاله‌اش بود. mizan_test_en_fa could not imagine that his mother would make any difficulty of sparing her, and therefore gave his decided open advice that the invitation should be accepted; ادموند هم که فکر نمی‌کرد مادرش اشکال بگیرد و به فانی اجازه ندهد، با صراحت گفت که فانی این دعوت را بپذیرد. mizan_test_en_fa and though Fanny would not venture, even on his encouragement, to such a flight of audacious independence, it was soon settled, that if nothing were heard to the contrary, Mrs. Grant might expect her. فانی حتی با این دلگرمی هم مردد و دودل بود و نمی‌دانست این‌قدر اختیار دارد یا نه، اما زود قرار گذاشته شد که اگر فانی کاری نداشت خانم گرانت میزبان او هم باشد. mizan_test_en_fa The two cousins walked home together; خاله‌زاده‌ها با هم به طرف خانه به راه افتادند. mizan_test_en_fa and, except in the immediate discussion of this engagement, از چیزی حرف نمی‌زدند جز همان دعوت. mizan_test_en_fa which Edmund spoke of with the warmest satisfaction, as so particularly desirable for her in the intimacy which he saw with so much pleasure established, it was a silent walk; ادموند با رضایت و محبت از این موضوع صحبت می‌کرد و خیلی خوشحال بود که فانی با آن‌ها صمیمیتی به هم زده است. mizan_test_en_fa for having finished that subject, he grew thoughtful and indisposed for any other. اما، بعد از این حرف‌ها، ادموند به فکر فرورفت و حال و حوصله حرف زدن را از دست داد. mizan_test_en_fa ;If you put such a question to her,; cried Edmund, preventing his cousin's speaking, ;Fanny will immediately say No; ادموند نگذاشت دخترخاله‌اش جواب بدهد، و گفت: اگر از فانی بپرسید، بلافاصله می‌کوبد نه. mizan_test_en_fa but I am sure, my dear mother, she would like to go; ولی، مادر عزیزم، فانی دلش می‌خواهد برود. mizan_test_en_fa and I can see no reason why she should not.; من هم دلیلی نمی‌بینم نرود. mizan_test_en_fa but the subject involving, as it did, her own evening's comfort for the morrow, was so much uppermost in Lady Bertram's mind, اما ذهن لیدی برترام همچنان مشغول بود و به‌راحتی و آسایش فردا شبش فکر می‌کرد، mizan_test_en_fa that half an hour afterwards, on his looking in for a minute in his way from his plantation to his dressing room, طوری که نیم ساعت بعد، که سر تاماس از مزرعه آمد تا سری به اتاق خودش بزند، mizan_test_en_fa she called him back again, when he had almost closed the door, with ;Sir Thomas, stop a moment لیدی برترام درست لحظه‌ای که سر تاماس داشت در را می‌بست او را صدا زد و گفت: سر تامان، یک لحظه … mizan_test_en_fa I have something to say to you.; می‌خواهم چیزی بگویم. mizan_test_en_fa but if her uncle were to be a great while considering and deciding, اگر شوهرخاله اشکلی سبک سنگین می‌کرد تا تصمیم بگیرد، mizan_test_en_fa and with very grave looks, and those grave looks directed to her, اگر نگاه‌هایش جدی می‌بود، اگر این نگاه‌های جدی متوجه فانی می‌شد، mizan_test_en_fa and at last decide against her, she might not be able to appear properly submissive and indifferent. و اگر آخر سر هم تصمیمی به ضرر فانی گرفته می‌شد، آن وقت فانی نمی‌توانست تظاهر کند به اینکه حرف گوش کن و بی‌علاقه است. mizan_test_en_fa Her cause, meanwhile, went on well. اما در همین حال، قضیه فانی داشت حل و فصل می‌شد. mizan_test_en_fa It began, on Lady Bertram's part, with ;I have something to tell you that will surprise you. لیدی برترام این طور شروع کرد: می‌خواهم مطلبی بگویم که باعث تعجبت می‌شود. mizan_test_en_fa Mrs. Grant has asked Fanny to dinner.; خانم گرانت فانی را برای صرف غذا دعوت کرده! mizan_test_en_fa ;Nothing can be more natural,; said Sir Thomas, after a short deliberation; سر تاماس کمی مکث کرد، و گفت: ‌: خیلی هم طبیعی است. mizan_test_en_fa ;nor, were there no sister in the case, could anything, in my opinion, be more natural. حتی اگر پای خواهر ایشان هم در میان نبود، باز به نظرم طبیعی می‌رسید. mizan_test_en_fa Mrs. Grant's shewing civility to Miss Price, to Lady Bertram's niece, could never want explanation. اینکه خانم گرانت به دوشیزه پرایس، یعنی به خواهرزاده لیدی برترام، احترام می‌گذارد و رسم ادب و نزاکت را به جا می‌آورد، هیچ جای تعجب و سوال ندارد. mizan_test_en_fa Simple as such an engagement might appear in other eyes, it had novelty and importance in hers, for excepting the day at Sotherton, she had scarcely ever dined out before; شاید چنین نشست و برخاستی از نظر دیگران خیلی ساده جلوه کند، اما برای فانی تازگی و اهمیت خاصی داشت، چون بجز آن روزی که در ساترتن سپری کرده بود برایش موقعیتی پیش نیامده بود که بیرون از خانه غذا بخورد. mizan_test_en_fa and though now going only half a mile, and only to three people, still it was dining out, and all the little interests of preparation were enjoyments in themselves. با اینکه فقط نیم مایل راه بود و فقط سه نفر میزبانش بودند، باز هم اسمش غذا خوردن در بیرون خانه بود و همه امور جزئی مهمانی رفتن به نوعی لذت‌بخش به حساب می‌آمد. mizan_test_en_fa She had neither sympathy nor assistance from those who ought to have entered into her feelings and directed her taste; کسانی که قاعدتا می‌بایست در احساساتش شریک بشوند و در امور ذوق و سلیقه مهمانی رفتن راهنمایی‌اش کنند، نه تنها کمکش نمی‌کردند بلکه همدلی هم نداشتند. mizan_test_en_fa for Lady Bertram never thought of being useful to anybody, لیدی برترام اصولا به فکر کمک کردن به کسی نبود. mizan_test_en_fa and Mrs. Norris, when she came on the morrow, in consequence of an early call and invitation from Sir Thomas, was in a very ill humour, and seemed intent only on lessening her niece's pleasure, both present and future, as much as possible. خانم نوریس هم که روز بعد آمد خیلی بداخلاق بود و تنها کاری که از دستش برمی‌آمد این بود که چه همان موقع و چه بعدا‌تا می‌تواند توی ذوق خواهر زاده‌اش بزند. mizan_test_en_fa and you ought to look upon it as something extraordinary; for I hope you are aware that there is no real occasion for your going into company in this sort of way, or ever dining out at all; باید بدانی که استثنایی است: امیدوارم بفهمی که هیچ مناسبتی ندارد تو این شکلی بروی مهمانی و حتی بروی بیرون غذا بخوری. mizan_test_en_fa and it is what you must not depend upon ever being repeated. این چیزی است که مطمئن پاش دیگر برایت پیش نخواهد آمد. mizan_test_en_fa Mrs. Grant thinks it a civility due to _us_ to take a little notice of you, or else it would never have come into her head, خانم گرانت فکر کرده برای به‌جا آوردن شرط ادب و نزاکت در حق ماها بد نیست توجهی هم به تونشان بدهد، وگرنه هیچ وقت چنین فکری به ذهنش خطور نمی‌کرده. mizan_test_en_fa and you may be very certain that, if your cousin Julia had been at home, you would not have been asked at all.; تو مطمئن پاش که اگر دختر خاله‌ات، جولیا، اینجا بود، اصلا از تو دعوت نمی‌کردند. ‌ mizan_test_en_fa Mrs. Norris had now so ingeniously done away all Mrs. Grant's part of the favour, خانم نوریس ریو پوست‌کنده لطف و محبت خانم گرانت را منکر می‌شد، mizan_test_en_fa that Fanny, who found herself expected to speak, could only say that she was very much obliged to her aunt Bertram for sparing her, طوری که فانی در جواب او فقط می‌توانست بگو از خاله برترام ممنون است که اجازه رفتن به او داده، mizan_test_en_fa and that she was endeavouring to put her aunt's evening work in such a state as to prevent her being missed. و حالا هم سعی می‌کند کارهای شبانه خاله را طوری سروسامان بدهد که غیبتش لطمه‌ای به چیزی نزند. mizan_test_en_fa Had the doctor been contented to take my dining table when I came away, as anybody in their senses would have done, instead of having that absurd new one of his own, وقتی من ازآن خانه رفتم، عالی‌جناب می‌توانست مثل هرآدم عاقل دیگری به همان میز غذاخوری من رضایت بدهد و این میز به‌دردنخور خودش را نیاورد. mizan_test_en_fa which is wider, literally wider than the dinner table here, how infinitely better it would have been! میزش واقعا‌پک وپهن‌تر از میز غذاخوری این‌جاست … خب، بله، اگر به همان میز رضایت می‌داد چه‌قدر بهتر می‌شد! mizan_test_en_fa ;The nonsense and folly of people's stepping out of their rank and trying to appear above themselves, وقتی آدم‌ها پای‌شان را ازگلیم‌شان درازتر می‌کنند و خودشان را از چیزی که هستند بالاتر نشان می‌دهند، mizan_test_en_fa makes me think it right to give _you_ a hint, Fanny, now that you are going into company without any of us; من از این‌همه قیل وقال و سروصدا به فکر می‌افتم‌که به تو، فانی، تذکر بدهم حالا که داری بدون ما می‌روی مهمانی حواست را خوب جمع‌کنی. نصیحتت می‌کنم. mizan_test_en_fa and I do beseech and entreat you not to be putting yourself forward, and talking and giving your opinion as if you were one of your cousins as if you were dear Mrs. Rushworth or Julia. از تو می‌خواهم طوری رفتار نکنی و طوری هم حرف نزنی و نظر ندهی که انگار جای یکی از دخترخاله‌هایت هستی. مبادا خیال کنی خانم راشورث هستی یا جولیا هستی. mizan_test_en_fa Remember, wherever you are, you must be the lowest and last; هر جا که می‌روی یادت باشد پایینترین نفر و آخرین نفری. mizan_test_en_fa and though Miss Crawford is in a manner at home at the Parsonage, you are not to be taking place of her. دوشیزه کرافرد یک جورهایی توی خانه خودش است. توی خانه کشیشی که هست مثل این است که توی منزل خودش نشسته. mizan_test_en_fa ;And if it should rain, در ضمن، شاید باران بیاید. mizan_test_en_fa which I think exceedingly likely, for I never saw it more threatening for a wet evening in my life, you must manage as well as you can, and not be expecting the carriage to be sent for you. احتمالش پاد است، چون من در عمرم چنین شبی ندیده‌ام هر لحظه احتمال دارد ببارد … خودت بایدگلیمت را از آب بکشی. منتظر نبان‌کالسکه بیاید دنبالت. mizan_test_en_fa I certainly do not go home to night, من امشب به خانه‌ام برنمی‌گردم، mizan_test_en_fa and, therefore, the carriage will not be out on my account; پس کالسکه‌ای به خاطر من به راه نمی‌افتد. mizan_test_en_fa so you must make up your mind to what may happen, and take your things accordingly.; خب، حواست باشد چه اتفاقی ممکن است بیفتد وسایل لازم را با خودت ببر. mizan_test_en_fa ;Walk! ; repeated Sir Thomas, in a tone of most unanswerable dignity, سر تاماس با لحنی کاملا جدی که جای جواب باقی نمیگذاشت گفت: پیاده؟ mizan_test_en_fa and coming farther into the room. ‌ و بعد یک قدم وارد اتاق شد و ادامه داد: mizan_test_en_fa ;My niece walk to a dinner engagement at this time of the year! خواهرزاده زنم این موقع سال پیاده برود مهمانی شام؟ mizan_test_en_fa ;Yes, sir,; was Fanny's humble answer, فانی با تواضع جواب داد: بله، آقا. mizan_test_en_fa given with the feelings almost of a criminal towards Mrs. Norris; اما احسان می‌کرد که انگار در حق خانم نوریس جنایتی مرتکب شده است، mizan_test_en_fa and not bearing to remain with her in what might seem a state of triumph, she followed her uncle out of the room, و چون نمی‌توانست این حالت فاتحانه‌اش را حفظ بکند دنبال شوهر خاله‌اش از اتاق بیرون رفت، mizan_test_en_fa having staid behind him only long enough to hear these words spoken in angry agitation اما در همین فاصله شنید که خانم نوریس با چه عصبانیتی حرف می‌زند: mizan_test_en_fa She felt that the carriage was for herself, and herself alone: می‌فهمید که کالسکه فقط و فقط برای خود اوست، ‌. mizan_test_en_fa and her uncle's consideration of her, coming immediately after such representations from her aunt, cost her some tears of gratitude when she was alone. این دلسوزی و توجه شوهر خاله، آن هم درست بعد از افاضه‌های خاله، باعث شد فانی در تنهایی چند قطره‌ای اشک سپاس بریزد. mizan_test_en_fa The coachman drove round to a minute; کالسکه کمی زودتر از وقت آمد. mizan_test_en_fa another minute brought down the gentleman; کمی بعد هم جناب آقا به طرف کالسکه آمد. mizan_test_en_fa and as the lady had, with a most scrupulous fear of being late, been many minutes seated in the drawing room, دوشیزه خانم هم که نگران بود مبادا دیرکند چند دقیقه زودتر رفته بود توی کالسکه نشسته بود. mizan_test_en_fa Sir Thomas saw them off in as good time as his own correctly punctual habits required. سر تاماس که آدم وقت‌شناسی بود دید آن‌ها بموقع راه افتاده‌اند، و خیالش راحت شد. mizan_test_en_fa There was no occasion, there was no time for Fanny to say how very differently she felt; نه مناسبتی داشت و نه فرصتی بود که فانی بگو چقدر نظرش فرق می‌کند. mizan_test_en_fa but the idea of having such another to observe her was a great increase of the trepidation with which she performed the very awful ceremony of walking into the drawing room. اما فکر اینکه یک نفر دیگر هم آنجاست باعث می‌شد فانی رسم و آداب ورود به اتاق پذیرایی را با ترس و دلهره بیشتری به جا بیاورد. mizan_test_en_fa In the drawing room Mr. Crawford certainly was, having been just long enough arrived to be ready for dinner; بله، آقای کرافرد در اتاق پذیرایی بود مدتی بود آمده بود و فرصت پیدا کرده بود برای مهمانی آماده بشود، mizan_test_en_fa and the smiles and pleased looks of the three others standing round him, shewed how welcome was his, لبخندها و حالت رضایت آن سه نفری که دور او ایستاده بودند نشان می‌داد خیلی خوشحالند، mizan_test_en_fa sudden resolution of coming to them for a few days on leaving Bath. که یکباره تصمیم گرفته بود بعد از بث چند روز پیش آن‌ها بیاید. mizan_test_en_fa A very cordial meeting passed between him and Edmund; دیدارش با ادموند بسیار محبت‌آمیز بود. mizan_test_en_fa and with the exception of Fanny, the pleasure was general; به‌استثنای فانی، همه خوشحال و راضی بودند. mizan_test_en_fa and even to _her_ there might be some advantage in his presence, since every addition to the party must rather forward her favourite indulgence of being suffered to sit silent and unattended to. حتی از نظر فانی هم حضور او بی‌فایده نبود، چون هرچه تعداد آدم‌ها بیشتر می‌شد فانی راحت‌تر می‌توانست تحمل کند که ساکت بنشیند و کسی با او کاری نداشته باشد. mizan_test_en_fa She was soon aware of this herself; خود فانی خیلی زود به این نکته پی برد. mizan_test_en_fa for though she must submit, as her own propriety of mind directed, in spite of her aunt Norris's opinion, to being the principal lady in company, همان طور که عقلش حکم می‌کرد، برخلاف نظر خانم نوریس، او خانم اصلی آن مهمانی بود و به همین دلیل هم چیزهایی فرق می‌کرد. mizan_test_en_fa and to all the little distinctions consequent thereon, she found, while they were at table, such a happy flow of conversation prevailing, in which she was not required to take any part اما وقتی پشت میز نشستند دید بقیه دارند طوری گل می‌گویند و گل می‌شنوند که احتیاجی به حضور و هم‌صحبتی او ندارند … mizan_test_en_fa and all together between Mr. Crawford and Mrs. Grant, as to leave her the fairest prospect of having only to listen in quiet, and of passing a very agreeable day. آقای کرافرد و خانم گرانت هم از هر دری می‌گفتند و می‌شنفتند خلاصه بهترین کاری که به عهده فانی گذاشته می‌شد این بود که ساکت به حرف بقیه گوش کند و اوقات کاملا مطبوعی را پشت سر بگذارد. mizan_test_en_fa She could not compliment the newly arrived gentleman, however, with any appearance of interest, با این‌همه، فانی نمی‌توانست با آقای تازه‌وارد خوش وبش کند و به فکرها و نقشه‌هایی که او در سر داشت توجه نشان بدهد. mizan_test_en_fa in a scheme for extending his stay at Mansfield, and sending for his hunters from Norfolk, آقای کرافرد قصد داشت اقامتش را در منسفیلد تمدید کند، اسب‌ها و سگ‌های شکاری‌اش را از نورفوک بیاورد، mizan_test_en_fa which, suggested by Dr. Grant, advised by Edmund, and warmly urged by the two sisters, که این پیشنهاد جناب گرانت بود، ادموند هم تایید کرد و هر دو خواهر نیز با هیجان به این کار اصرار کردند. mizan_test_en_fa was soon in possession of his mind, and which he seemed to want to be encouraged even by her to resolve on. او هم ذهنش درگیر همین قضیه شد به نظر می‌رسید حتی به تثثو و تایید فانی هم نیاز دارد تا تصمیمش را بگیرد. mizan_test_en_fa Her opinion was sought as to the probable continuance of the open weather, از فانی پرسیدند که به نظر او این هوای صاف تا چه وقت ادامه می‌یابد، mizan_test_en_fa but her answers were as short and indifferent as civility allowed. اما فانی ضمن رعایت ادب و نزاکت جواب‌های بسیار کوتاه و خنثی می‌داد. mizan_test_en_fa Her two absent cousins, especially Maria, were much in her thoughts on seeing him; فانی با دیدن آقای کرافرد به فکر دخترخاله‌های خود می‌افتاد، بخصوص ماریا. mizan_test_en_fa but no embarrassing remembrance affected his spirits. اما ظاهرا آقای کرافرد یا به یاد آن‌ها نبود یا اگر بود عین خیالش نبود. mizan_test_en_fa Here he was again on the same ground where all had passed before, فقط آمده بود اوضاع برایش همان بود که قبلا بود. mizan_test_en_fa and apparently as willing to stay and be happy without the Miss Bertrams, ظاهرا بدون دوشیزه برترام‌ها هم می‌خواست بماند و خوش بگذراند، mizan_test_en_fa as if he had never known Mansfield in any other state. طوری که انگار منسفیلد همیشه همین طور بوده است، ‌. mizan_test_en_fa when Edmund, being engaged apart in some matter of business with Dr. Grant, which seemed entirely to engross them, در این موقع، ادموند مشغول صحبت با جناب گرانت شد تا قضایای کار و بارشان را حل و فصل کنند، و هر دو گرم صحبتشان شدند. mizan_test_en_fa With a significant smile, which made Fanny quite hate him, he said, ;So! آقای کرافرد با لبخند معنی‌داری که باعث می‌شد فانی از او بدن بیاید گفت: پس این طور! mizan_test_en_fa Rushworth and his fair bride are at Brighton, I understand; happy man!; راشورث و عروس قشنگش در برایتن هستند، بله می‌فهمم … چه مرد خوشبختی! mizan_test_en_fa Well, I am much mistaken if his lovely Maria will ever want him to make two and forty speeches to her;; adding, with a momentary seriousness, ;She is too good for him much too good. خب، فکر نمی‌کنم ماریای عزیزش هیچ وقت از او بخواهد چهل و دو جمله برایش بگو … برای لحظه‌ای لحن جدی گرفت و ادامه داد: ماریا از سرش هم زیاد است … خیلی هم زیاد است. mizan_test_en_fa Your kindness and patience can never be forgotten, محبت و شکیبایی شما را نمی‌شود فراموش کرد. mizan_test_en_fa your indefatigable patience in trying to make it possible for him to learn his part واقعا خیلی صبر و حوصله داشتید که می‌خواستید کاری کنید نقشش را یاد بگیرد … mizan_test_en_fa in trying to give him a brain which nature had denied می‌خواستید فکر و شعوری را به او بدهید که طبیعت به او نداده … mizan_test_en_fa to mix up an understanding for him out of the superfluity of your own! بله، می‌خواستید از اضافه فهم و درک خودتان یک معجون فهم و تشخیص برایش درست کنید! mizan_test_en_fa I think if we had had the disposal of events اگر اوضاع دست ما بود … mizan_test_en_fa if Mansfield Park had had the government of the winds just for a week or two, about the equinox, اگر منسفیلد پارک فقط یکی دو هفته اختیار بادها را موقع تغییر فصل به دست داشت، آن وقت همه چیز فرق می‌کرد. mizan_test_en_fa there would have been a difference. به نظر می‌رسید منتظر جواب است. mizan_test_en_fa He seemed determined to be answered; and Fanny, averting her face, said, with a firmer tone than usual, ;As far as I am concerned, sir, I would not have delayed his return for a day. فانی روبش را برگرداند و محکم‌تر از همیشه گفت: آقا، تا جایی که به من مربوط می‌شود، حاضر نبودم بازگشت ایشان حتی یک روز عقب بیفتد. mizan_test_en_fa She had never spoken so much at once to him in her life before, فانی فبلا هیچ وقت این‌همه یکجا با آفای فرافرد حرف نزده بود. mizan_test_en_fa and never so angrily to any one; a هیچ وقت هم در عمرش این‌قدر از کسی عصبانی نشده بود. mizan_test_en_fa nd when her speech was over, she trembled and blushed at her own daring. وقتی حرفش تمام شد می‌لرزید و از جسارت خود خجالت می‌کشید. mizan_test_en_fa He was surprised; but after a few moments' silent consideration of her, replied in a calmer, graver tone, آقای کرافرد تعجب کرد، اما بعد از چند لحظه سکوت و تماشای فانی، با لحن آرام‌تر و جدی‌تری به او جواب داد. mizan_test_en_fa and as if the candid result of conviction, ;I believe you are right. انگار نتیجه واضح یک اعتقاد را بیان می‌کند گفت: به نظرم حق با شماست. mizan_test_en_fa ; And then turning the conversation, he would have engaged her on some other subject, بعد مسیر صحبت را عوض‌کرد و خواست با فانی از موضوع دیگری حرف بزند، mizan_test_en_fa but her answers were so shy and reluctant that he could not advance in any. اما جواب‌های فانی چنان خجولانه و بااکراه بودکه آقای‌کرافرد نتوانست زیاد صحبت را پیش ببرد. mizan_test_en_fa Seven hundred a year is a fine thing for a younger brother; سالی هفتصد پوند برای پسر دوم خانواده خیلی خوب است mizan_test_en_fa and as of course he will still live at home, it will be all for his _menus_ _plaisirs_; . خب، چون باز هم توی خانه‌اش زندگی خواهد کرد، کل این عایدی پول توجیبی‌اش خواهد بود. mizan_test_en_fa and a sermon at Christmas and Easter, I suppose, will be the sum total of sacrifice.; یک موعظه در کریسمس و عید پاک به نظرم کل مایه‌ای است که باید بگذارد. mizan_test_en_fa His sister tried to laugh off her feelings by saying, ;Nothing amuses me more than the easy manner with which everybody settles the abundance of those who have a great deal less than themselves. خواهرش قاه‌قاه خندید و گفت: برای من جالب این است که هر کس به سبک خودش تکلیف درآمد بقیه را که کم‌تر از مال خودش است به همین راحتی حل و فصل می‌کند. mizan_test_en_fa Miss Crawford _could_ have said that there would be a something to do and to suffer for it, which she could not think lightly of; دوشیزه کرافرد می‌توانست بگو که به‌هرحال دخل و خرجی در کار خواهد بود که نمی‌شود سرسری‌اش گرفت. mizan_test_en_fa but she checked herself and let it pass; اما جلو خودش را گرفت و از موضوع گذشت. mizan_test_en_fa and tried to look calm and unconcerned when the two gentlemen shortly afterwards joined them. کمی بعد که آن دو آقا هم آمدند پیش بقیه، دوشیزه کرافرد سعی کرد خودش را آرام و بی‌دغدغه نشان بدهد. mizan_test_en_fa Will not you engage to attend with your eyes steadily fixed on him the whole time as I shall do not to lose a word; آیا نمی‌آیید تمام مدت به ایشان چشم بدوید … عین من … تا مبادا یک کلمه هم از دست‌تان دربرود؟ mizan_test_en_fa or only looking off just to note down any sentence preeminently beautiful? یا دقت کنید که کدام جمله یا عبارت قشنگ‌تر است تا یادداشت کنید؟ mizan_test_en_fa ;I shall keep clear of you, Crawford, as long as I can,; said Edmund; ; ادموند گفت: کرافرد، مطمئن پاش من تا جایی که بتوانم از شما پرهیز می‌کنم، mizan_test_en_fa for you would be more likely to disconcert me, چون به احتمال زیاد حواسم را پرت می‌کنید. mizan_test_en_fa and I should be more sorry to see you trying at it than almost any other man.; اگر ببینم اصلا کارتان همین است بیشتر متاسف می‌شوم. هر کس دیگری بود این‌قدر متاسف نمی‌شدم. ‌ mizan_test_en_fa formed really for the amusement of Dr. Grant, by his attentive wife, though it was not to be supposed so برای سرگرمی جناب گرانت، زن دلسوزش میز را چید، هر چند که قرار نبود … mizan_test_en_fa and Miss Crawford took her harp, she had nothing to do but to listen; دوشیزه کرافرد هارپ خود را به دست گرفت و فانی کاری نداشت جز اینکه به صدای هارپ گوش کند، mizan_test_en_fa and her tranquillity remained undisturbed the rest of the evening, و به این ترتیب بقیه آن شب هم آرام گذشت، mizan_test_en_fa The assurance of Edmund's being so soon to take orders, شنیدن این خبر که ادموند به همین زودی‌ها کشیش می‌شود، mizan_test_en_fa coming upon her like a blow that had been suspended, برای دوشیزه کرافرد عین صاعقه‌ای بود که داشت فرود می‌آمد. mizan_test_en_fa and still hoped uncertain and at a distance, was felt with resentment and mortification. البته هنوز قطعی نبود و موعدش نیز نرسیده بود اما دوشیزه کرافرد می‌ترسید و ناراحت بود. mizan_test_en_fa She _had_ begun to think of him; واقعا به او فکر می‌کرد … mizan_test_en_fa she felt that she had, with great regard, with almost decided intentions; می‌فهمید که به ادموند فکر می‌کند … روی او حساب می‌کرد و قصد و نیت تقریبا مشخصی هم داشت. mizan_test_en_fa but she would now meet him with his own cool feelings. اما حالا می‌دید که ادموند همچنان با خونسردی روی حرف خودش ایستاده، ‌. mizan_test_en_fa It was plain that he could have no serious views, no true attachment, by fixing himself in a situation which he must know she would never stoop to. واضح بود که ادموند صاحب موقعیتی می‌شود که می‌داند دوشیزه کرافرد از آن راضی نیست، پس ادموند تصمیم جدی درباره او نگرفته بود و عملا دلبسته او هم نبود. mizan_test_en_fa Henry Crawford had quite made up his mind by the next morning to give another fortnight to Mansfield, صبح روز بعد، هنری کرافرد تصمیمش را گرفته بود و می‌خواست دو هفته دیگر هم در منسفیلد بماند. mizan_test_en_fa and having sent for his hunters, and written a few lines of explanation to the Admiral, دنبال شکاری‌هایش فرستاد و چند خط توضیح هم برای آدمیرال نوشت، ‌. mizan_test_en_fa he looked round at his sister as he sealed and threw the letter from him, موقعی که داشت پاکت نامه را می‌بست و کنار می‌گذاشت به خواهرش نگاهی انداخت، mizan_test_en_fa and seeing the coast clear of the rest of the family, said, with a smile, و چون دید غیر از او کس دیگری آن‌جا نیست با لبخند گفت: mizan_test_en_fa ;And how do you think I mean to amuse myself, Mary, on the days that I do not hunt? مری، به نظر تو، من روزهایی که شکار نمی‌روم چه‌طور باید سرم را گرم کنم؟ mizan_test_en_fa You see her every day, and therefore do not notice it; تو هر روز او را می‌بینی، به خاطر همین متوجه نمی‌شوی، mizan_test_en_fa but I assure you she is quite a different creature from what she was in the autumn. ولی من دارم به تو می‌گویم او دیگر آن آدمی نیست که توی پاییز می‌دیدیم. mizan_test_en_fa I used to think she had neither complexion nor countenance; من فکر می‌کردم نه هیکل درست و حسابی دارد، نه قیافه و سر و وضعش به درد می‌خورد. mizan_test_en_fa but in that soft skin of hers, so frequently tinged with a blush as it was yesterday, there is decided beauty; ولی ببین چه پوست نرمی دارد، با آن قرمز شدن‌های ناگهانی که دیروز می‌دیدیم، واقعا قشنگ است. mizan_test_en_fa and from what I observed of her eyes and mouth, I do not despair of their being capable of expression enough when she has anything to express. به چشم و دهانش هم دقت کردم مطمئنم که اگر قرار باشد احساسات خود را بروز بدهد این چشم و دهان خیلی چیزها را بروز خواهد داد. mizan_test_en_fa This is only because there were no tall women to compare her with, علتش این است که هیچ زن قد بلندی نبوده که مقایسه کنی، ‌. mizan_test_en_fa and because she has got a new gown, and you never saw her so well dressed before. تازه لباس جدیدی تنش بوده وتو هیچ وقت او را با یک لباس خوب ندیده بودی. mizan_test_en_fa I have always thought her pretty من خودم همیشه نظرم این بوده که او خوشگل است.. mizan_test_en_fa not strikingly pretty ‌. البته نه خیلی زیاد … mizan_test_en_fa but 'pretty enough,' as people say; اما به قول معروف ’به قدر کافی’ خوشگل است. mizan_test_en_fa a sort of beauty that grows on one. نوعی خوشگلی دارد که توجه آدم را جلب می‌کند. mizan_test_en_fa Her eyes should be darker, but she has a sweet smile; چشم‌هایش باید سیاه‌تر باشد، اما لبخند شیرینی دارد. mizan_test_en_fa but as for this wonderful degree of improvement, I am sure it may all be resolved into a better style of dress, این که گفتی چه قدر بهتر شده، مطمئنم علتش لباس و سر و وضع بهترش بوده. mizan_test_en_fa and your having nobody else to look at; در ضمن، کس دیگری نبوده تا ببینی. mizan_test_en_fa and therefore, if you do set about a flirtation with her, you never will persuade me that it is in compliment to her beauty, خب، اگر می‌خواهی کمی با او لاس بزنی، بزن، اما نمی‌توانی به من بقبولانی که به خاطر خوشگلی‌اش بوده، mizan_test_en_fa or that it proceeds from anything but your own idleness and folly.; یا علتش چیزی غیر از بیکاری و تنوع‌طلبی توست. mizan_test_en_fa I do desire that you will not be making her really unhappy; دلم می‌خواهد زیاد بدبختش نکنی. mizan_test_en_fa a _little_ love, perhaps, may animate and do her good, but I will not have you plunge her deep, for she is as good a little creature as ever lived, کمی عشق شاید حال و روزش را بهتر کند، اما دلم نمی‌خواهد زیاد پیش بروی، چون بچه خوبی است. mizan_test_en_fa and has a great deal of feeling.; خیلی هم بااحساس است. mizan_test_en_fa only want her to look kindly on me, to give me smiles as well as blushes, فقط می‌خواهم کاری کنم که با محبت نگاهم کند، لبخند بزند و رنگ به رنگ بشود، mizan_test_en_fa to keep a chair for me by herself wherever we are, and be all animation when I take it and talk to her; هر جا که می‌رفتم روی صندلی کناری‌ام بنشیند، و هر وقت هم که من حرف می‌زنم به شور و هیجان بیاید. mizan_test_en_fa to think as I think, be interested in all my possessions and pleasures, try to keep me longer at Mansfield, مثل من فکر کند، به چیزهایی که دارم و به لذت‌هایی که می‌برم علاقه نشان بدهد، سعی کند من مدت بیشتری در منسفیلد بمانم، ‌، mizan_test_en_fa and feel when I go away that she shall be never happy again. وقتی هم که می‌روم فکر کند دیگر روی خوشبختی را نخواهد دید. mizan_test_en_fa And without attempting any farther remonstrance, she left Fanny to her fate, a fate which, و بدون ایراد و سرزنش، فانی را به دست سرنوشت سپرد … mizan_test_en_fa had not Fanny's heart been guarded in a way unsuspected by Miss Crawford, might have been a little harder than she deserved; اگر فانی قلب و احساسش قرص و محکم نبود، به حدی که دوشیزه کرافرد روحش خبر نداشت، سرنوشت فانی کمی سخت‌تر از چیزی می‌شد که حقش بود. mizan_test_en_fa for although there doubtless are such unconquerable young ladies of eighteen or one should not read about them as are never to be persuaded into love against their judgment by all that talent, manner, attention, and flattery can do, البته هستند خانم‌های جوان هجده ساله تسخیرناپذیری که درباره‌شان می‌شنویم و می‌خوانیم و به رغم همه هنرنمایی‌ها، رفتارها، توجه‌ها و تعریف و تمجیدها هرگز به دام عشق نمی‌افتند و عقل و منطق را کنار نمی‌گذارند، mizan_test_en_fa I have no inclination to believe Fanny one of them, اما من به‌هیچ‌وجه نمی‌خواهم بکوبم فانی یکی از این نوع خانم‌هاست، mizan_test_en_fa With all the security which love of another and disesteem of him could give to the peace of mind he was attacking, his continued attentions continued, عشق به شخص دیگر و اهمیت ندادن به کرافرد نوعی مصونیت به فانی می‌داد و باعث می‌شد کرافرد نتواند آرامش فکری او را به هم بزند، mizan_test_en_fa but not obtrusive, and adapting themselves more and more to the gentleness and delicacy of her character obliged her very soon to dislike him less than formerly. اما توجه همیشگی کرافرد، که به‌هیچ‌وجه مزاحم فانی نمی‌شد بلکه بیشتر و بیشتر خود را با شخصیت ملایم و ظریف فانی وفق می‌داد، mizan_test_en_fa She had by no means forgotten the past, and she thought as ill of him as ever; رفته‌رفته باعث می‌شد فانی به شدت سابق از او بدش نیاید. mizan_test_en_fa but she felt his powers: he was entertaining; and his manners were so improved, so polite, so seriously and blamelessly polite, that it was impossible not to be civil to him in return. فانی قدرت او را حس می‌کرد کرافرد اوقات را خوب پر می‌کرد، رفتارهایش نیز بهتر و مودبانه‌تر شده بود و عیب و ایرادی هم نمی‌شد به این ادب و نزاکت او گرفت، و به خاطر همین هم نمی‌شد رسم ادب و نزاکت را در حقش به جا نیاورد. mizan_test_en_fa A very few days were enough to effect this; چند روزی نگذشت که این حالت به وجود آمد. mizan_test_en_fa and at the end of those few days, circumstances arose which had a tendency rather to forward his views of pleasing her, بعد از این چند روز، وضع طوری شد که کرافرد می‌توانست چیزهایی را که فکر می‌کرد خوشایند فانی خواهد بود پیش ببرد. mizan_test_en_fa inasmuch as they gave her a degree of happiness which must dispose her to be pleased with everybody. البته فانی همان قدر احساس رضایت می‌کرد که اگر کس دیگری هم جای کرافرد بود او همان رضایت را احساس می‌کرد. mizan_test_en_fa She had a letter from him herself, a few hurried happy lines, چند خط با خوشحالی و عجله نوشته بود. mizan_test_en_fa written as the ship came up Channel, and sent into Portsmouth with the first boat that left the Antwerp at anchor in Spithead; موقعی هم نوشته بود که کشتی‌اش به کانال مانش رسیده بود و با اولین قایقی که در لنگرگاه اسپیتهد کشتی نتورپ را ترک کرده بود نامه را به پورتسموث فرستاده بود. mizan_test_en_fa and when Crawford walked up with the newspaper in his hand, وقتی کرافرد روزنامه به دست آمد mizan_test_en_fa which he had hoped would bring the first tidings, he found her trembling with joy over this letter, and listening with a glowing, و خواست خبرهای تازه را بخواند، دید فانی از خوشحالی می‌لرزد و با قیافه‌ای هیجان‌زده و سپاسگزار دارد به دعوت محبت‌آمیزی گوش می‌کند، mizan_test_en_fa grateful countenance to the kind invitation which her uncle was most collectedly dictating in reply. که شوهر خاله‌اش با خونسردی در جواب نامه ویلیام دیکته می‌کند. mizan_test_en_fa It was but the day before that Crawford had made himself thoroughly master of the subject, یک روز پیش از این بود که کرافرد موضوع را فهمیده بود. mizan_test_en_fa or had in fact become at all aware of her having such a brother, or his being in such a ship, بهتر بکوبیم، تازه فهمیده بود فانی برادری دارد و در کشتی خدمت می‌کند. mizan_test_en_fa but the interest then excited had been very properly lively, determining him on his return to town to apply for information as to the probable period of the Antwerp's return from the Mediterranean, etc. همان موقع توجهش به قضیه جلب شده بود و تصمیم گرفته بود وقتی به شهر برمی‌گردد اطلاعاتی درباره زمان احتمالی بازگشت کشتی نتورپ از مدیترانه کسب کند، و غیره. mizan_test_en_fa the good luck which attended his early examination of ship news the next morning seemed the reward of his ingenuity in finding out such a method of pleasing her, خوشحال هم بود که زود اخبار کشتی‌ها را به دست آورده، و روز بعد قاعدتآ می‌بایست پاداش خود را بگیرد. mizan_test_en_fa as well as of his dutiful attention to the Admiral, in having for many years taken in the paper esteemed to have the earliest naval intelligence, He proved, however, to be too late. همچنین وظیفه‌شناسی خود را در قبال آدمیرال نشان بدهد که سال‌های سال مشتری روزنامه معتبری بوده که همیشه آخرین خبرهای نیروی دریایی در آن چاپ می‌شده اما خب، ‌ کرافرد دیر رسیده بود. mizan_test_en_fa But his intention, the kindness of his intention, was thankfully acknowledged: اما توجه و محبتش به‌هرحال بی‌پاسخ نماند … mizan_test_en_fa quite thankfully and warmly, for she was elevated beyond the common timidity of her mind by the flow of her love for William. فانی به گرمی تشکر کرد، چون به سبب عشقی که به ویلیام داشت تا حدودی خجالت همیشگی‌اش را کنار گذاشته بود. mizan_test_en_fa There could be no doubt of his obtaining leave of absence immediately, for he was still only a midshipman; شکی نبود که بلافاصله مرخصی می‌گیرد، چون هنوز افسر نشده نبود. mizan_test_en_fa and as his parents, from living on the spot, must already have seen him, and be seeing him perhaps daily, پدر و مادرش که در همان محل می‌زیستند لابد هر روز او را دیده بودند و باز هم می‌دیدند. mizan_test_en_fa his direct holidays might with justice be instantly given to the sister, who had been his best correspondent through a period of seven years, پس انصاف این بود که بلافاصله از مرخصی‌اش برای دیدن خواهرش استفاده کند که هفت سال تمام با هم نامه رد و بدل کرده بودند، mizan_test_en_fa and the uncle who had done most for his support and advancement; و همین طور شوهر خاله‌ای که برای حمایت از او و پیشرفتش هر کاری از دستش برمی‌آمد کرده بود. mizan_test_en_fa and accordingly the reply to her reply, fixing a very early day for his arrival, came as soon as possible; فانی در نامه‌اش از او خواسته بود در اولین فرصت به منسفیلد بیاید جواب ویلیام به این نامه نیز زود رسید. mizan_test_en_fa and scarcely ten days had passed since Fanny had been in the agitation of her first dinner visit, when she found herself in an agitation of a higher nature, خلاصه، ده روز از رفتن فانی به اولین مهمانی شام نگذشته بود که هیجان دیگری وجودش را فراگرفت … mizan_test_en_fa watching in the hall, in the lobby, on the stairs, for the first sound of the carriage which was to bring her a brother. در سالن، در اتاق انتظار، روی پله‌ها، همه جا، گوش به زنگ بود تا صدای کالسکه‌ای را بشنود که برادرش با آن می‌آمد. mizan_test_en_fa It came happily while she was thus waiting; در میان این صبر و انتظار بالاخره آن لحظه فرا رسید. mizan_test_en_fa there being neither ceremony nor fearfulness to delay the moment of meeting, she was with him as he entered the house, چون نه تشریفاتی در کار بود و نه ترس و دلهره‌ای که لحظه دیدار را به عقب بیندازد، به محض ورود ویلیام به خانه، فانی کنارش بود. mizan_test_en_fa the first minutes of exquisite feeling had no interruption and no witnesses نخستین دقایق ابراز احساساتشان نه وقفه‌ای داشت و نه شاهدی،، mizan_test_en_fa unless the servants chiefly intent upon opening the proper doors could be called such. مگر آنکه بکوبیم خدمتکارهایی که درها را باز کردند شاهد دیدارشان بودند. mizan_test_en_fa This was exactly what Sir Thomas and Edmund had been separately conniving at, این درست همان چیزی بود که سر تاماس و ادموند با ایما و اشاره به هم می‌فهماندند. mizan_test_en_fa Mrs. Dalloway said she would buy the flowers herself. خانم دلوی گفت که گل را خودش می‌خرد. mizan_test_en_fa For Lucy had her work cut out for her. آخر لوسی خیلی گرفتار بود. mizan_test_en_fa The doors would be taken off their hinges قرار بود درها را از پاشنه در آورند mizan_test_en_fa Rumpelmayer's men were coming. قرار بود کارگران رامپلمیر بیایند. mizan_test_en_fa what a morning عجب صبحی mizan_test_en_fa fresh as if issued to children on a beach. از آن‌هایی که در ساحل نصیب کودکان می‌شود. mizan_test_en_fa What a lark! چه چکاوکی! mizan_test_en_fa What a plunge! چه شیرجه‌ای! mizan_test_en_fa For so it had always seemed to her, when, with a little squeak of the hinges, which she could hear now, she had burst open the French windows and plunged at Bourton into the open air. آخر همیشه وقتی، همراه با جیر جیر ضعیف لولاها که حال می‌شنید، پنجره‌های قدی را باز می‌کرد و در بورتن به درون هوای آزاد شیرجه می‌زد، همین احساس به او دست می‌داد. mizan_test_en_fa How fresh چه دل انگیز mizan_test_en_fa how calm چه آرام mizan_test_en_fa stiller than this of course, the air was in the early morning ساکن‌تر از امروز صبح البته، هوای صبح زود mizan_test_en_fa like the flap of a wave مثل لپ لپ موج mizan_test_en_fa the kiss of a wave بوسة موج mizan_test_en_fa chill and sharp and yet for a girl of eighteen as she then was solemn, feeling as she did, standing there at the open window, that something awful was about to happen خنک و گزنده و با این حال در چشم دختر هیجده ساله‌ای که آن زمان بود عبوس، چون آنجا جلو پنجرة باز که ایستاده بود، دلش گواهی بد می‌داد. mizan_test_en_fa looking at the flowers, at the trees with the smoke winding off them همان طور که به گل‌ها نگاه می‌کرد، به درختان که دود پیچان از آن‌ها بلند می‌شد. mizan_test_en_fa He must have said it at breakfast one morning when she had gone out on to the terrace Peter Walsh. حتما صبحی سر صبحانه که او به مهتابی رفته بود گفته بود پیتر والش. mizan_test_en_fa He would be back from India one of these days, June or July, she forgot which, for his letters were awfully dull یکی از همین روزها قرار بود از هندوستان برگردد، ماه ژوئن یا ژوئیه، یادش نبود کدام، آخر نامه‌هایش بی نهایت ملال آور بودند. mizan_test_en_fa it was his sayings one remembered گفته‌هایش به یاد آدم می‌ماند mizan_test_en_fa his eyes, his pocket knife, his smile, his grumpiness and, when millions of things had utterly vanished چشمانش، چاقوی جیبی‌اش، لبخندش، ترشرویی‌اش و وقتی میلیون‌ها چیز به کلی محو شده بود. mizan_test_en_fa how strange it was! چه عجیب! mizan_test_en_fa a few sayings like this about cabbages. چند گفته‌ای مثل این دربارة کلم به یاد می‌ماند. mizan_test_en_fa She stiffened a little on the kerb, waiting for Durtnall's van to pass. بر لبة جدول کمی منقبض شد، صبر کرد وانت دارتنال رد شود. mizan_test_en_fa A charming woman, Scrope Purvis thought her knowing her as one does know people who live next door to one in Westminster اسکروپ پرویس که او را می‌شناخت همان قدر که هر کس همسایه‌اش را در وست می‌نستر می‌شناسد با خود گفت زن جذابی است. mizan_test_en_fa a touch of the bird about her, of the jay, blue green, light, vivacious, though she was over fifty, and grown very white since her illness. کمی شبیه پرنده‌هاست، جی جاق، سبز کبود، سبک، سرزنده، گرچه عمرش از پنجاه گذشته است، از زمان بیماری موهایش خیلی سفید شده است. mizan_test_en_fa There she perched, never seeing him, waiting to cross, very upright. آنجا بر لبة جدول ایستاده بود، اصلا او را ندیده بود، منتظر تا از خیابان رد شود، کاملا شق و رق. mizan_test_en_fa For having lived in Westminster آخر آدم در وست می‌نستر که زندگی کرده باشد mizan_test_en_fa how many years now? چند سال پیش بود؟ mizan_test_en_fa over twenty one feels even in the midst of the traffic, or waking at night, Clarissa was positive, a particular hush, or solemnity بیش از بیست سال در میانة آمد شد اتومبیل‌ها حتی، یا وقت بیدار شدن در میانة شب، کلاریسا تردید نداشت، سکوتی خاص، یا سنگینی ای احساس می‌کرد. mizan_test_en_fa an indescribable pause وقفه‌ای وصف ناشدنی mizan_test_en_fa a suspense but that might be her heart, affected, they said, by influenza before Big Ben strikes. تعلیقی شاید قلبش بود که می‌گفتند از آنفلونزا صدمه دیده پیش از اینکه بیگ بن زنگ بزند. mizan_test_en_fa Out it boomed. غرش را شروع کرد. mizan_test_en_fa First a warning, musical; then the hour, irrevocable. اول اخطار، آهنگین؛ بعد ساعت، برگشت ناپذیر. mizan_test_en_fa The leaden circles dissolved in the air. حلقه‌های سربی در هوا محو می‌شدند. mizan_test_en_fa Such fools we are, she thought, crossing Victoria Street. از عرض خیابان ویکتوریا که می‌گذشت، با خود گفت، چه ابلهیم ما. mizan_test_en_fa For Heaven only knows why one loves it so, how one sees it so, making it up, building it round one, tumbling it, creating it every moment afresh آخر فقط خدا عالم است که چرا این همه دوستش دارد، آن را چنین می‌بیند، آن را می‌سازد، به دور خود بنا می‌کند، فرو می‌ریزد، هر لحظه باز از نو می‌آفریند. mizan_test_en_fa but the veriest frumps, the most dejected of miseries sitting on doorsteps drink their downfall do the same اما زنان تجسم شلختگی، ملول‌ترین مفلوکان هم که در درگاه خانه نشسته‌اند نوشیدن مایة تباهی‌شان همین کار را می‌کنند. mizan_test_en_fa can't be dealt with, she felt positive, by Acts of Parliament for that very reason تردیدی نداشت که برای همین نمی‌شد با قوانین مجلس از عهدة آن‌ها برآمد mizan_test_en_fa they love life. زندگی را دوست دارند. mizan_test_en_fa In people's eyes, in the swing, tramp, and trudge در چشمان آدم‌ها، در قوس و تاب، پاکشان و سنگین رو mizan_test_en_fa in the bellow and the uproar; the carriages, motor cars, omnibuses, vans, sandwich men shuffling and swinging; brass bands; barrel organs در نعره و هیاهو، کالسکه‌ها، اتومبیل‌ها، اتوبوس‌های روباز، وانت‌ها، ساندویچ فروشی‌هایی که افتان و خیزان و پس و پیش می‌روند در دسته‌های نوازندگان سازهای بادی برنجی؛ ارگ‌های دندانه‌ای. mizan_test_en_fa in the triumph and the jingle and the strange high singing of some aeroplane overhead was what she loved در ظفرمندی و جلنگ جلنگ و ترانة تیز و غریب هواپیمایی آن بالا چیزی بود که دوست می‌داشت. mizan_test_en_fa life; London; this moment of June. زندگی؛ لندن؛ این لحظه در ماه ژوئن. mizan_test_en_fa For it was the middle of June. آخر میانة ژوئن بود. mizan_test_en_fa The War was over, except for some one like Mrs. Foxcroft at the Embassy last night eating her heart out because that nice boy was killed and now the old Manor House must go to a cousin جنگ به پایان رسیده بود، جز برای کسی چون خانم فاکسکرافت که دیشب در سفارتخانه داشت خون دل می‌خورد، چون آن پسر نازنین کشته شده بود و حال عمارت اربابی قدیمی بایست به عموزاده‌ای می‌رسید. mizan_test_en_fa or Lady Bexborough who opened a bazaar, they said, with the telegram in her hand, John, her favourite, killed یا لیدی بکسبورو که می‌گفتند، تلگرامی در دست که جان، عزیز دردانه‌اش، کشته شده است، بازار خیریه را افتتاح کرده بود. mizan_test_en_fa but it was over اما حالا تمام شده بود mizan_test_en_fa thank Heaven over. شکر خدا تمام. mizan_test_en_fa It was June. ماه ژوئن بود، mizan_test_en_fa And everywhere, though it was still so early, there was a beating, a stirring of galloping ponies, tapping of cricket bats; Lords, Ascot, Ranelagh and all the rest of it; ضرباهنگی بود، حرکت چهار نعل اسب‌های پا کوتاه، تپ تپ چوب‌های کریکت؛ باشگاه لرد، اسکات، راخنلاخ و باقی آن‌ها. mizan_test_en_fa wrapped in the soft mesh of the grey blue morning air, which, as the day wore on, would unwind them, and set down on their lawns and pitches the bouncing ponies, whose forefeet just struck the ground and up they sprung, the whirling young men, and laughing girls in their transparent muslins who, even now, after dancing all night, were taking their absurd woolly dogs for a run; پیچیده در تور لطیف هوای خاکستری آبی صبح که هر چه روز پیشتر می‌رود، از دورشان باز می‌شود و اسب‌های پا کوتاه را بر زمین‌های چمن و بازیشان می‌نشاند که پاهای پیشینشان به زمین نرسیده بالا می‌جهند، مردان جوان چرخان را و دختران خندان در ململ‌های بدن نما را که حتی حالا، بعد از رقصیدن تا صبح، آمده بودند با سگ‌های مضحک پشمالوشان بدوند. mizan_test_en_fa and even now, at this hour, discreet old dowagers were shooting out in their motor cars on errands of mystery; و حتی حالا، در این وقت روز، بانوان سالخوردة محتاط با سرعت در اتومبیل هاشان در پی مأموریت‌های مرموزشان می‌گذشتند. mizan_test_en_fa and the shopkeepers were fidgeting in their windows with their paste and diamonds, their lovely old sea green brooches in eighteenth century settings to tempt Americans و مغازه دارها در ویترین هایشان با جواهرات بدلی و الماس‌هایشان ور می‌رفتند، سنجاق سینه‌های سبز آبی بر بستری قرن هیجدهمی تا آمریکایی‌ها را وسوسه کنند. mizan_test_en_fa but one must economise, not buy things rashly for Elizabeth اما باید صرفه جویی کرد، نباید نسنجیده برای الیزابت خرید کرد mizan_test_en_fa and she, too, loving it as she did with an absurd and faithful passion, being part of it, since her people were courtiers once in the time of the Georges, she, too, was going that very night to kindle and illuminate و خودش هم که با آن شور مضحک و مؤمنانه آن را دوست داشت، چون بخشی از آن بود، آخر اقوامش زمانی در عهد جرج‌ها درباری بودند، او هم همان شب می‌خواست چراغانی کند و نور برافشاند. mizan_test_en_fa to give her party. مهمانی بدهد. mizan_test_en_fa But how strange, on entering the Park, the silence اما وارد پارک که شد، چه سکوت عجیبی mizan_test_en_fa the mist مه mizan_test_en_fa the hum همهمه mizan_test_en_fa the slow swimming happy ducks اردک‌های شاد آهسته شناکنان mizan_test_en_fa the pouched birds waddling; and who should be coming along with his back against the Government buildings, most appropriately, carrying a despatch box stamped with the Royal Arms, who but Hugh Whitbread پرندگان کیسه دهان تاتی تاتی کنان؛ و که ممکن است باشد این کسی که پشت به ساختمان‌های دولت و چنان که باید، با کیفی چمدانی مهمور به نشان سلطنتی می‌آید مگر هیو ویتبرد. mizan_test_en_fa her old friend Hugh دوست قدیمی‌اش هیو mizan_test_en_fa the admirable Hugh! هیوی ستایش برانگیز! mizan_test_en_fa Where are you off to? عازم کجا هستی؟ mizan_test_en_fa rather extravagantly, for they had known each other as children. کمی پرطمطراق گفت، آخر مگر نه اینکه از کودکی همدیگر را می‌شناختند mizan_test_en_fa Good morning to you, Clarissa! صبحت به خیر، کلاریسا mizan_test_en_fa I love walking in London, قدم زدن در لندن را خیلی دوست دارم. mizan_test_en_fa Really it's better than walking in the country. واقعا می‌گویم، بهتر از قدم زدن در ییلاق است mizan_test_en_fa They had just come up unfortunately to see doctors. تازه آمده بودند که متأسفانه بروند دکتر. mizan_test_en_fa Other people came to see pictures بقیة مردم می‌آمدند فیلم تماشا کنند mizan_test_en_fa go to the opera بروند اپرا mizan_test_en_fa take their daughters out دخترهایشان را به گردش ببرند mizan_test_en_fa the Whitbreads came ویتبردها می‌آمدند mizan_test_en_fa to see doctors. بروند دکتر mizan_test_en_fa Times without number Clarissa had visited Evelyn Whitbread in a nursing home. حسابش از دست کلاریسا در رفته بود که چند بار تا به حال در بیمارستان به دیدن اولین. mizan_test_en_fa Ah yes آه، بله mizan_test_en_fa she did of course البته که می‌فهمید mizan_test_en_fa what a nuisance عجب بدبیاری ای mizan_test_en_fa and felt very sisterly and oddly conscious at the same time of her hat. و احساسی بسیار خواهرانه به او دست داد و غریب اینکه در همان زمان حواسش به کلاه خودش رفت. mizan_test_en_fa Not the right hat for the early morning, was that it? کلاه مناسبی برای اول صبح نبود، نه؟ mizan_test_en_fa For Hugh always made her feel, as he bustled on, raising his hat rather extravagantly and assuring her that she might be a girl of eighteen, and of course he was coming to her party to night, آخر هیو، به عجله که می‌خواست برود، کلاهش را بفهمی نفهمی با حالتی غلوآمیز برداشته بود و به او اطمینان می‌داد که عینا مثل دخترهای هیجده ساله است و البته که به مهمانی امشبش خواهد آمد. mizan_test_en_fa Evelyn absolutely insisted, اولین که بسیار مصر است، mizan_test_en_fa only a little late he might be after the party at the Palace to which he had to take one of Jim's boys فقط ممکن است کمی دیرتر برسد چون باید به مهمانی کاخ برود که مجبور بود یکی از پسرهای جیم را با خود ببرد. mizan_test_en_fa she always felt a little skimpy beside Hugh همیشه در کنار هیو خود را کمی بی مقدار احساس می‌کرد mizan_test_en_fa schoolgirlish مثل دختر مدرسه‌ای‌ها mizan_test_en_fa but attached to him, partly from having known him always, but she did think him a good sort in his own way, though Richard was nearly driven mad by him, and as for Peter Walsh, he had never to this day forgiven her for liking him. اما به او دلبسته بود، بخشی به این دلیل که همة عمر را می‌شناخت، اما این هم بود که او را در نوع خودش آدم خوبی می‌دانست، هر چند ریچارد از دست او کم و بیش به جنون می‌رسید و پیتر والش هم تا به امروز او را بابت علاقه‌اش به هیو نبخشیده بود. mizan_test_en_fa She could remember scene after scene at Bourton Peter furious; Hugh not, of course, his match in any way, but still not a positive imbecile as Peter made out صحنه‌های پی در پی در بورتن را به یاد آورد پیتر خشمگین، هیو که البته به هیچ وجه حریف او نبود، اما با همة این‌ها آن کودن تمام عیاری هم که پیتر می‌گفت نبود. mizan_test_en_fa not a mere barber's block. کله پوک تمام عیار. mizan_test_en_fa When his old mother wanted him to give up shooting or to take her to Bath he did it, without a word وقت‌هایی که مادر پیرش از او می‌خواست دست از شکار بکشد یا او را به باث ببرد، بدون یک کلمه حرف گوش می‌کرد. mizan_test_en_fa he was really unselfish, and as for saying, as Peter did, that he had no heart, no brain, nothing but the manners and breeding of an English gentleman, that was only her dear Peter at his worst واقعا هیچ گونه خودخواهی در وجودش نبود و اینکه می‌گفتند، مثل پیتر که می‌گفت، قلب ندارد، مغز ندارد، هیچ جز منش و پرورش یک نجیب زادة انگلیسی در وجودش نیست، معلوم است دیگر، پیتر عزیزش بود وقتی که آن رویش بالا می‌آمد. mizan_test_en_fa and he could be intolerable و گاه پیش می‌آمد که غیرقابل تحمل بشود mizan_test_en_fa he could be impossible; but adorable to walk with on a morning like this. پیش آمد به هیچ طریقی نشود با او راه آمد؛ اما در صبحی این چنین راه رفتن با او ستایش برانگیز بود. mizan_test_en_fa June had drawn out every leaf on the trees. ماه ژوئن تک تک برگ‌های درختان را بر شاخه‌ها رویانده بود. mizan_test_en_fa The mothers of Pimlico gave suck to their young. مادران ناحیة پیملیکو به نوزادانشان شیر می‌دادند. mizan_test_en_fa Messages were passing from the Fleet to the Admiralty. پیام‌ها از نیروی دریایی سلطنتی به فرمانده‌ی نیروی دریایی می‌رسید. mizan_test_en_fa Arlington Street and Piccadilly seemed to chafe the very air in the Park and lift its leaves hotly, brilliantly, on waves of that divine vitality which Clarissa loved. خیابان آرلینگتون و پیکادلی گویی هوای پارک را می‌خراشیدند و برگ‌هایش را داغ، درخشان، بر امواج آن جنب و جوش که کلاریسا دوست می‌داشت بلند می‌کردند. mizan_test_en_fa To dance, to ride, she had adored all that. رقصیدن، سواری، همه‌اش را دوست داشته بود. mizan_test_en_fa For they might be parted for hundreds of years, she and Peter آخر گویی صدها سال بود که از هم دور بوده‌اند، او و پیتر. mizan_test_en_fa she never wrote a letter and his were dry sticks خودش هرگز نامه‌ای ننوشته بود و نامه‌های پیتر به خشکی چوب بودند mizan_test_en_fa but suddenly it would come over her, If he were with me now what would he say? اماناگهان به ذهنش رسید که اگر او حالا کنارم بود چه می‌گفت؟ mizan_test_en_fa some days, some sights bringing him back to her calmly, without the old bitterness بعضی روزها، بعضی منظره‌ها دوباره او را به یادش می‌آوردند، با آرامش، بدون آن تلخی قدیم. mizan_test_en_fa which perhaps was the reward of having cared for people که شاید پاداش علاقه به آدم‌ها بود mizan_test_en_fa they came back in the middle of St. James's Park on a fine morning indeed they did. این صبح زیبا دروسط پارک سنت جیمزبه یاد او افتاده بودچه جور هم به یادش افتاده بود! mizan_test_en_fa But Peter however beautiful the day might be, and the trees and the grass, and the little girl in pink Peter never saw a thing of all that. اماپیترروز هر قدر هم که زیبا می‌بود و درختان و چمن و دخترک صورتی پوشپیتر هرگز چیزی از این‌ها نمی‌دید. mizan_test_en_fa He would put on his spectacles, if she told him to عینکش رااگر کلاریسا می‌گفت به چشم می‌گذاشت mizan_test_en_fa he would look. نگاه می‌کرد. mizan_test_en_fa It was the state of the world that interested him وضعیت جهان بود که توجهش را جلب می‌کرد mizan_test_en_fa Wagner, Pope's poetry, people's characters eternally, and the defects of her own soul. واگنر، شعر پوپ، شخصیت آدم‌ها تابی نهایت، وعیب‌های خود روح او. mizan_test_en_fa How he scolded her! چقدر ملامتش می‌کرد! mizan_test_en_fa How they argued! چقدربا هم بگومگو می‌کردند! mizan_test_en_fa She would marry a Prime Minister and stand at the top of a staircase; the perfect hostess he called her she had cried over it in her bedroom , she had the makings of the perfect hostess, he said. آخرش حتما بایک نخست وزیر عروسی می‌کرد وبالای پله‌ها می‌ایستاد؛ اورا بانوی میزبان تمام عیار نامیده بود دراتاق خوابش ازاین حرف او گریه کرده بود، می‌گفت تمام خصوصیات لازم را دارد تا یک بانوی میزبان تمام عیار بشود. mizan_test_en_fa So she would still find herself arguing in St. James's Park, still making out that she had been right and she had too not to marry him. برای همین متوجه شد که هنوز درپارک سنت جیمز داردبحث می‌کند، هنوز به خود می‌قبولاند که حق داشته بااو ازدواج نکردهکاملا حق داشته است. mizan_test_en_fa For in marriage a little licence, a little independence there must be between people living together day in day out in the same house زیرا درزندگی مشترک، آدم‌هایی که هرروز و هرروز زیر یک سقف زندگی می‌کنند باید برای یکدیگر اندکی آزادی، اندک استقلالی قائل باشند. mizan_test_en_fa which Richard gave her, and she him. که ریچارد برایش قائل بود واو برای ریچارد. mizan_test_en_fa Where was he this morning for instance? مثلا امروز صبح کجا بود؟ mizan_test_en_fa Some committee کمیته‌ای جایی. mizan_test_en_fa she never asked what. هرگز نمی‌پرسید کدام. mizan_test_en_fa But with Peter everything had to be shared; everything gone into. اما باپیتر همه چیز را بایست درمیان می‌گذاشت؛ همه چیز بایست وارسی می‌شد. mizan_test_en_fa And it was intolerable, and when it came to that scene in the little garden by the fountain, she had to break with him or they would have been destroyed, both of them ruined, she was convinced که قابل تحمل نبود و وقتی به صحنه‌ی آن روز کنار فواره‌ی باغ کوچک رسید، بایست رابطه را قطع می‌کرد یااینکه نابود می‌شدند، هردوشان تباه می‌شدند، تردیدی نداشت. mizan_test_en_fa though she had borne about with her for years like an arrow sticking in her heart the grief, the anguish هرچند این اندوه، این رنج را سال‌ها همچون تیری در قلبش با خود کشانده بود. mizan_test_en_fa and then the horror of the moment when some one told her at a concert that he had married a woman met on the boat going to India! وبعد وحشت آن لحظه که کسی درکنسرتی به اوگفت که پیتر بازنی که درکشتی در راه هندوستان با او آشنا شده بودازدواج کرده است! mizan_test_en_fa Never should she forget all that! هرگز نباید این‌ها رافراموش کند! mizan_test_en_fa Cold, heartless, a prude, he called her. پیتر اورا سنگدل، زهدفروش نامیده بود. mizan_test_en_fa Never could she understand how he cared. گفته بود که هرگز نتوانسته درک کند که پیتر چقدر به او علاقه داشته است. mizan_test_en_fa But those Indian women did presumably silly, pretty, flimsy nincompoops. پس لابد آن زنان هندی درک می‌کردندتهی مغزهای ابله، زیبا، سست عنصر. mizan_test_en_fa And she wasted her pity. وبیهوده برایش دل سوزانده بود. mizan_test_en_fa For he was quite happy زیرا پیتر کاملاخوشبخت بود mizan_test_en_fa he assured her خودش به او اطمینان داده بود mizan_test_en_fa though he had never done a thing that they talked of بااینکه هرگز یکی ازکارهایی را هم که حرفش رازده بودند انجام نداده بو mizan_test_en_fa his whole life had been a failure. گفته بودسراسر زندگی‌اش شکست‌های پی در پی بوده است. mizan_test_en_fa It made her angry still. هنوز هم این حرفش اورا عصبانی می‌کرد. mizan_test_en_fa She had reached the Park gates. به دروازه‌ی پارک رسیده بود. mizan_test_en_fa She stood for a moment, looking at the omnibuses in Piccadilly. لحظه‌ای ایستاد، به اتوبوس روباز در پیکادلی نگاه کرد. mizan_test_en_fa She would not say of any one in the world now that they were this or were that. حال درباره‌ی هیچ کس در این دنیا نمی‌گفت که فلان است یابهمان است. mizan_test_en_fa She felt very young; at the same time unspeakably aged. سخت احساس جوانی می‌کرد؛ درعین حال سالخورده چنان که به وصف نمی‌آید. mizan_test_en_fa She sliced like a knife through everything; at the same time was outside, looking on. همه چیز راهمچون چاقو می‌شکافت؛ درعین حال بیرون بود، نظاره می‌کرد. mizan_test_en_fa She had a perpetual sense, as she watched the taxi cabs, of being out, out, far out to sea and alone; she always had the feeling that it was very, very dangerous to live even one day. به تاکسی‌ها که نگاه می‌کرد، احساس می‌کرد همواره بیرون است، بیرون، دور دور تادریا و تنها؛ همیشه احساس می‌کرد که زیستن حتی یک روزش هم بس خطرناک است. mizan_test_en_fa Not that she thought herself clever, or much out of the ordinary. نه اینکه خود راباهوش بداند، یابسیار غیر متعارف. mizan_test_en_fa How she had got through life on the few twigs of knowledge Fraulein Daniels gave them she could not think. به عقلش نمی‌رسید که چطور توانسته باهمان چندریزه دانشی که فرولاین دانیلز تحویلشان داده بود زندگی راپشت سر بگذارد. mizan_test_en_fa She knew nothing هیچ نمی‌دانست mizan_test_en_fa no language, no history نه زبان، نه تاریخ mizan_test_en_fa she scarcely read a book now, except memoirs in bed این روزها به ندرت کتاب می‌خواند، جزکتاب خاطرات دررختخواب mizan_test_en_fa and yet to her it was absolutely absorbing وبا این حال سخت مسحورش می‌کردند mizan_test_en_fa all this; the cabs passing همه‌ی این‌ها، تاکسی‌هایی که می‌گذشتند mizan_test_en_fa and she would not say of Peter, she would not say of herself, I am this, I am that. ودرباره‌ی پیتر نمی‌گفت، درباره‌ی خودش نمی‌گفت، من فلانم، من به‌مانم. mizan_test_en_fa Her only gift was knowing people almost by instinct, she thought, walking on. راه که می‌رفت، باخودگفت تنها استعدادش این است که بیش و کم به غریزه آدم‌ها رامی شناسد. mizan_test_en_fa If you put her in a room with some one, up went her back like a cat's اگرباکسی دراتاقی می‌گذاشتندش، عینا مثل گربه پشتش راخم می‌کرد mizan_test_en_fa or she purred. یا خر خر می‌کرد. mizan_test_en_fa Devonshire House, Bath House, the house with the china cockatoo, she had seen them all lit up once دونشر هاوس، باث هاوس، خانه‌ی با طوطی کاکلی چینی، زمانی دیده بود همه را که غرق نور می‌شدند. mizan_test_en_fa and remembered Sylvia, Fred, Sally Seton such hosts of people وسیلویا، فرد، سلی سیتن را به یادمی آورد کلی آدم mizan_test_en_fa and dancing all night ورقص تاصبح mizan_test_en_fa and the waggons plodding past to market وارابه هایی که سنگین به جانب بازار می‌گذشتند mizan_test_en_fa and driving home across the Park. و راندن تاخانه ازمیان پارک mizan_test_en_fa She remembered once throwing a shilling into the Serpentine. یادش آمد یک بار یک شیلینگ در دریاچه‌ی سر پنتین پرتاب کرده بود. mizan_test_en_fa But every one remembered اما همه چنین خاطره‌ای داشتند mizan_test_en_fa what she loved was this, here, now, in front of her چیزی که دوست داشت، این بود، اینجا، اکنون، در برابرش mizan_test_en_fa the fat lady in the cab. زن چاق در تاکسی. mizan_test_en_fa Did it matter then, she asked herself, walking towards Bond Street, did it matter that she must inevitably cease completely قدم زنان به طرف خیابان باند، ازخودپرسید، پس اهمیتی دارد، اهمیتی دارد که باید لاجرم به طورکامل توقف کند. mizan_test_en_fa all this must go on without her; did she resent it همه‌ی این‌ها باید بدون او ادامه یابند mizan_test_en_fa or did it not become consoling to believe that death ended absolutely? مایه‌ی بیزاری‌اش بود؛ با این که تسلایی بود که باور کند مرگ پایان مطلق است؟ mizan_test_en_fa but that somehow in the streets of London, on the ebb and flow of things, here, there, she survived, Peter survived, lived in each other, she being part, she was positive, of the trees at home اما درخیابان‌های لندن، در اوج و فرود همه چیز، اینجا، آنجا، او به نحوی باقی می‌ماند، پیتر باقی می‌ماند، دریکدیگر می‌زیستند، او، مطمئن بود، جزئی از درختان خانه بود. mizan_test_en_fa of the house there, ugly, rambling all to bits and pieces as it was جزئی ازآن خانه درآن جا، زشت که داشت ذره ذره از هم می‌پاشید ومی رمبید. mizan_test_en_fa part of people she had never met جزئی ازآدم هایی که هرگز ندیده بود mizan_test_en_fa being laid out like a mist between the people she knew best, who lifted her on their branches as she had seen the trees lift the mist, but it spread ever so far, her life, herself. مثل مه می‌گسترد میان آدم‌هایی که بهتر از بقیه می‌شناخت که او را برشاخه هاشان بالا می‌بردند، همان طور که دیده بود درختان مه را بالا می‌برند، اماتا به دور دست‌های دوردست می‌گسترد، زندگی‌اش، خودش. mizan_test_en_fa But what was she dreaming as she looked into Hatchards' shop window? با این حال، چه خیالی می‌بافت وقتی به ویترین فروشی هچرد نگاه می‌کرد؟ mizan_test_en_fa What was she trying to recover? می‌خواست چه چیزی را بازیابد؟ mizan_test_en_fa What image of white dawn in the country, as she read in the book spread open: کدام تصویر سحرگاهانی سپید در ییلاق، آن گاه که درکتاب گشوده خواند: mizan_test_en_fa Fear no more the heat o' the sun دیگر مهراس ازگرمای خورشید mizan_test_en_fa Nor the furious winter's rages. یا از خشم طوفانی زمستان mizan_test_en_fa This late age of the world's experience had bred in them all, all men and women, a well of tears. این عصر تجربه‌ی پیرانه سر درهمه شان، همه‌ی مردان و زنان، چشمه‌ی اشک نشانده بود. mizan_test_en_fa Tears and sorrows; courage and endurance اشک و اندوه؛ شجاعت و استقامت mizan_test_en_fa a perfectly upright and stoical bearing. حالتی بسیار شق و رق و خویشتن دار. mizan_test_en_fa Think, for example, of the woman she admired most, Lady Bexborough, opening the bazaar. مثلا همین زنی که ازهمه بیشتر می‌ستود، لیدی بکسبورو که بازار خیریه را افتتاح می‌کرد. mizan_test_en_fa There were Jorrocks' Jaunts and Jollities; there were Soapy Sponge and Mrs. Asquith's Memoirs and Big Game Shooting in Nigeria, all spread open. کتاب سفرها و شادی‌های جوراکز بود؛ سوپی اسپانچ؛ وخاطرات خانم اسکوئیث بود، وشکار حیوانات بزرگ درنیجریه، همه گشوده. mizan_test_en_fa Ever so many books there were کلی کتاب آنجا بود mizan_test_en_fa but none that seemed exactly right to take to Evelyn Whitbread in her nursing home. اما هیچ کدام دقیقا همان نبود که بتوان برای اولین ویتبرد در آسایشگاهش برد. mizan_test_en_fa Nothing that would serve to amuse her and make that indescribably dried up little woman look, as Clarissa came in, just for a moment cordial; before they settled down for the usual interminable talk of women's ailments. هیچ چیز نبود که سرش را گرم کند وسبب شود که آن زن ریز قامت، با آن خشکیدگی وصف ناپذیر، وقتی کلاریسا وارد می‌شد، فقط یک لحظه گرم و صمیمی جلوه کند. mizan_test_en_fa How much she wanted it that people should look pleased as she came in, Clarissa thought and turned and walked back towards Bond Street, annoyed, because it was silly to have other reasons for doing things. پیش از آن که بنشینند برسر صحبت بی وقفه‌ی معمول درباره‌ی بیماری‌های زنان، کلاریسا دردل گفت چقدر دلش همین را می‌خواهداینکه وقتی وارد می‌شود ببیند گل از گل آدم‌ها می‌شکفد و برگشت و دوباره به سمت خیابان باند رفت، آزرده، چون احمقانه بودکه آدم کاری را به دلایل دیگری بکند. mizan_test_en_fa Much rather would she have been one of those people like Richard who did things for themselves, whereas, she thought, waiting to cross, half the time she did things not simply, not for themselves چقدر ترجیح می‌داد ازآدم هایی باشد مثل ریچارد که کار را برای خود کار می‌کردند، حال آنکه، منتظر که ازخیابان رد شود، با خود گفت، نیمی از اوقات کارها را فقط برای نفس آن کار انجام نمی‌داد. mizan_test_en_fa but to make people think this or that; perfect idiocy she knew and now the policeman held up his hand for no one was ever for a second taken in. بلکه می‌کرد تاآدم‌ها با خود بگویند که فلان یا به‌مان؛ حماقت محض بود؛ می‌دانست وحالا مامور پلیس دستش را بالابرد چون هیچ کس هرگز لحظه‌ای فریب نمی‌خورد. mizan_test_en_fa Oh if she could have had her life over again! کاش می‌شد که دوباره زندگی‌اش را ازسر شروع کند! mizan_test_en_fa she thought, stepping on to the pavement, could have looked even differently! برپیاده رو که قدم گذاشت، در دل گفت، حتی با شکل و شمایلی دیگر! mizan_test_en_fa She would have been, in the first place, dark like Lady Bexborough, with a skin of crumpled leather and beautiful eyes. اول از همه اینکه موهای تیره داشت مثل لیدی بکسبورو، باپوستی چون چرم چروکیده و چشمانی زیبا. mizan_test_en_fa She would have been, like Lady Bexborough, slow and stately کند و باشکوه می‌بود، مثل لیدی بکسبورو mizan_test_en_fa rather large کمی درشت اندام mizan_test_en_fa interested in politics like a man علاقه مند به سیاست مثل مردها mizan_test_en_fa with a country house باعمارتی اربابی mizan_test_en_fa very dignified, very sincere. بسیارموقر، بسیار گرم. mizan_test_en_fa Instead of which she had a narrow pea stick figure درعوض حالااندامش باریک و ترکه‌ای بود mizan_test_en_fa a ridiculous little face, beaked like a bird's. صورتش مضحک وکوچک، تیز مثل پرنده‌ها. mizan_test_en_fa That she held herself well was true قبول که حرکات و سکناتش شکیل بود mizan_test_en_fa and had nice hands and feet ودست‌ها و پاهای زیبایی داشت mizan_test_en_fa and dressed well, considering that she spent little. و به رغم پول کمی که خرج لباس‌هایش می‌کرد، خوش لباس بود. mizan_test_en_fa But often now this body she wore she stopped to look at a Dutch picture , this body, with all its capacities, seemed nothing nothing at all. اما این روزها اغلب این تنی که داشت ایستاد تا به تابلویی هلندی نگاه کند، این تن، با تمام قابلیت‌هایش، به نظرش هیچ می‌رسیدمطلقا هیچ. mizan_test_en_fa She had the oddest sense of being herself invisible احساس غریب نامرئی بودن به او دست می‌داد mizan_test_en_fa unseen دیده نشدن mizan_test_en_fa unknown شناخته نشدن mizan_test_en_fa there being no more marrying اینکه دیگر ازدواجی درکار نیست. mizan_test_en_fa no more having of children now بچه دار نشدنی mizan_test_en_fa but only this astonishing and rather solemn progress with the rest of them, up Bond Street, this being Mrs. Dalloway اما فقط همین پیشروی حیرت آور وبیش و کم خشک و جدی با بقیه، به شمال خیابان باند، این بود خانم دلوی بودن. mizan_test_en_fa not even Clarissa any more حتی کلاریسا هم دیگر نبود mizan_test_en_fa this being Mrs. Richard Dalloway. این بود خانم ریچارد دلوی بودن. mizan_test_en_fa Bond Street fascinated her خیابان باند مسحورش می‌کرد mizan_test_en_fa Bond Street early in the morning in the season خیابان باند درصبح روزی در این فصل mizan_test_en_fa its flags flying پرچم‌هایش در اهتزاز mizan_test_en_fa its shops فروشگاه‌هایش mizan_test_en_fa no splash بی تزئینات رنگین mizan_test_en_fa no glitter بی ریخت و پاش mizan_test_en_fa one roll of tweed in the shop where her father had bought his suits for fifty years یک توپ پارچه‌ی پشمی در فروشگاهی که پدرش پنجاه سال کت و شلوارهایش را ازآن جا خریده بود. mizan_test_en_fa a few pearls چندتایی مروارید mizan_test_en_fa salmon on an iceblock. ماهی آزاد روی یک قالب یخ. mizan_test_en_fa That is all, همه‌اش همین است mizan_test_en_fa she said, looking at the fishmonger's. به ماهی فروش نگاه کردو گفت mizan_test_en_fa And her old Uncle William used to say a lady is known by her shoes and her gloves. وعمو ویلیام پیرش می‌گفت که یک خانم را ازروی دستکش‌ها و کفش‌هایش می‌دستکش و شود شناخت. mizan_test_en_fa He had turned on his bed one morning in the middle of the War. یک روز صبح درمیانه‌ی جنگ روی تختخوابش از این دنده شده بود. mizan_test_en_fa I have had enough. دیگر بسم است، mizan_test_en_fa Gloves and shoes گفته بود کفش mizan_test_en_fa she had a passion for gloves خودش عاشق دستکش بود mizan_test_en_fa but her own daughter, her Elizabeth, cared not a straw for either of them. اما دخترش، الیزابتش، به هیچ کدام این‌ها ذره‌ای اهمیت نمی‌داد. mizan_test_en_fa Not a straw, she thought, going on up Bond Street to a shop where they kept flowers for her when she gave a party. به راهش در خیابان باند که می‌رفت، به سوی گلفروشی ای که هروقت مهمانی داشت برایش گل کنار می‌گذاشت، در دل گفت، ذره‌ای. mizan_test_en_fa Elizabeth really cared for her dog most of all. واقعا الیزابت بیش ازهرچیز دیگری فقط به سگش اهمیت می‌داد. mizan_test_en_fa The whole house this morning smelt of tar. تمام خانه امروز صبح بوی قیر می‌داد. mizan_test_en_fa Still, better poor Grizzle than Miss Kilman با این حال طفلک گریزل بهتر از دوشیزه‌ی کیلمن بود mizan_test_en_fa better distemper and tar and all the rest of it than sitting mewed in a stuffy bedroom with a prayer book! کج خلقی و قیر و باقی قضایا بهتر بود تا حبس کردن خود در اتاق خوابی با کتاب دعا! mizan_test_en_fa Better anything, she was inclined to say. بدش نمی‌آمد بگوید هر چیزی از این بهتر است. mizan_test_en_fa But it might be only a phase, as Richard said, such as all girls go through. اما شاید گذرا باشد، همان طور که ریچارد می‌گفت، مثل دوره‌ای که همه دخترها طی می‌کنند. mizan_test_en_fa It might be falling in love. شاید عاشق شده است. mizan_test_en_fa But why with Miss Kilman? اما چرا عاشق دوشیزه کیلمن؟ mizan_test_en_fa who had been badly treated of course که البته در حقش ظلم شده بود mizan_test_en_fa one must make allowances for that, and Richard said she was very able, had a really historical mind. می‌بایست این را هم در نظر بگیرد و ریچارد می‌گفت که زن قابلی است، ذهنی واقعا تاریخی دارد. mizan_test_en_fa Anyhow they were inseparable, and Elizabeth, her own daughter, went to Communion; and how she dressed, how she treated people who came to lunch she did not care a bit به هرحال جدایی ناپذیر بودند و الیزابت، دختر خودش، به مراسم عشای ربانی می‌رفت؛ و به اینکه چه لباسی بپوشد، وقتی سر میز ناهار می‌آید با مردم چطور رفتار کند، ذره‌ای اهمیت نمی‌داد. mizan_test_en_fa it being her experience that the religious ecstasy made people callous so did causes به تجربه دیده بود که شور مذهبی همان طور که هر آرمانی آدم‌ها را بی احساس می‌کند. mizan_test_en_fa dulled their feelings, for Miss Kilman would do anything for the Russians, starved herself for the Austrians احساساتشان را کند می‌کند، زیرا دوشیزه کیلمن هرکاری حاضر بود برای روس‌ها بکند، به خاطر اتریشی‌ها به خودش گرسنگی می‌داد. mizan_test_en_fa but in private inflicted positive torture, so insensitive was she, dressed in a green mackintosh coat. اما در خلوت شکنجه مثبت اعمال می‌کرد، از بس که بی احساس بود، با آن بارانی سبزش. mizan_test_en_fa Year in year out she wore that coat تمام سال همان بارانی را می‌پوشید mizan_test_en_fa she perspired عرق می‌کرد mizan_test_en_fa she was never in the room five minutes without making you feel her superiority, your inferiority هیچ وقت نمی‌شد پنج دقیقه با او در یک اتاق بود و برتری او را حس نکرد. mizan_test_en_fa how poor she was فرودستی خود را؛ اینکه او چه تهیدست است mizan_test_en_fa how rich you were اینکه آدم چقدر متمول است mizan_test_en_fa how she lived in a slum without a cushion or a bed or a rug or whatever it might be, all her soul rusted with that grievance sticking in it, her dismissal from school during the War poor embittered unfortunate creature! چطور در آلونکی بدون بالش یا تخت یا قالیچه یا هرچیز دیگر زندگی می‌کند، تمام روحش با آن گلایه‌ها که به آن چسبیده بود زنگار گرفته بود، اخراجش از مدرسه در زمان جنگ طفلکی موجود بداقبال تلخ کام! mizan_test_en_fa For it was not her one hated but the idea of her, which undoubtedly had gathered in to itself a great deal that was not Miss Kilman آخر آدم از خود او نبود که بدش می‌آمد، از مفهوم او بود که بی شک خیلی چیزها را که دوشیزه کیلمن نبود به خود گرفته بود. mizan_test_en_fa he had become one of those spectres with which one battles in the night; one of those spectres who stand astride us and suck up half our life blood, dominators and tyrants یکی از آن بختک‌هایی شده بود که آدم شب‌ها با آنها می‌جنگد، یکی از آن بختک‌هایی که شب‌ها، ایستاده، پایی این طرف و پایی آن طرف آدم، نیمی از شیره جانش را می‌مکند، سلطه گران و مستبدان. mizan_test_en_fa for no doubt with another throw of the dice, had the black been uppermost and not the white, she would have loved Miss Kilman! زیرا تردیدی نبود که تاس اگر جور دیگر می‌نشست، اگر سیاه بالا می‌آمد و نه سفید، دوشیزه کیلمن را سخت دوست می‌داشت! mizan_test_en_fa But not in this world. اما نه در این جهان. mizan_test_en_fa It rasped her, though, to have stirring about in her this brutal monster! اما این هیولای بی رحم که در درونش نشسته بود آزارش می‌داد! mizan_test_en_fa to hear twigs cracking and feel hooves planted down in the depths of that leaf encumbered forest, the soul شنیدن خش خش شاخه‌ها و احساس کوبش سم‌ها در اعماق آن جنگل سنگین بار از برگ، روح. mizan_test_en_fa never to be content quite, or quite secure, for at any moment the brute would be stirring, this hatred, which, especially since her illness, had power to make her feel scraped, hurt in her spine اینکه هرگز نتوان به تمامی راضی بود، یا به تمامی ایمن، زیرا هر لحظه هیولا ممکن بود بجنبد، این نفرت که خاصه از زمان بیماری‌اش، گاه سبب می‌شد که احساس کند از درون تراشیده می‌شود، احساسی در تیره پشتش. mizan_test_en_fa gave her physical pain, and made all pleasure in beauty, in friendship, in being well, in being loved and making her home delightful rock, quiver, and bend as if indeed there were a monster grubbing at the roots مایه دردی جسمانی در او می‌شد، با باعث می‌شد تمامی حظ از زیبایی، از دوستی، از احساس سلامت، از دوست داشته شدن و کاشانه خود را سعادتمند کردن بجنبد، بلرزد و خم شود گویی به راستی هیولایی بود که ریشه‌ها را می‌کند. mizan_test_en_fa as if the whole panoply of content were nothing but self love! گویی تمامی آن نمایش مجلل رضایت هیچ نبوده جز حب نفس! mizan_test_en_fa this hatred! این نفرت! mizan_test_en_fa Nonsense, nonsense! she cried to herself, pushing through the swing doors of Mulberry's the florists. از درهای بادبزنی گلفروشی مالبری که داخل می‌شد، بر سر خود فریاد زد، عجب مزخرفاتی، عجب مزخرفاتی! mizan_test_en_fa She advanced, light, tall, very upright, to be greeted at once by button faced Miss Pym, whose hands were always bright red, as if they had been stood in cold water with the flowers. پیش رفت، سبک، بلند قامت، بسیار شق و رق تا بلافاصله دوشیزه پیم صورت پخ که دستانش همیشه سرخ پر رنگ بود انگار آن‌ها را با گل‌ها در آب سرد گذاشته باشد، سلامش کند. mizan_test_en_fa There were flowers گل‌ها آنجا بودند mizan_test_en_fa delphiniums, sweet peas, bunches of lilac; and carnations, masses of carnations. زبان در قفا، خلر، دسته‌های یاس بنفش؛ و میخک، انبوهی میخک. mizan_test_en_fa There were roses رز هم بود mizan_test_en_fa there were irises. زنبق بود. mizan_test_en_fa Ah yes و بله mizan_test_en_fa so she breathed in the earthy garden sweet smell as she stood talking to Miss Pym who owed her help, and thought her kind, for kind she had been years ago برای همین بوی شیرین خاک باغچه را به دم در می‌کشید همان طور که ایستاده بود با دوشیزه پیم حرف می‌زد که خود را مدیون کمک‌های او می‌دید و او را مهربان می‌دانست، زیرا سال‌ها پیش به او لطفی کرده بود. mizan_test_en_fa very kind, but she looked older, this year, turning her head from side to side among the irises and roses and nodding tufts of lilac with her eyes half closed, snuffing in, after the street uproar, the delicious scent, the exquisite coolness. لطف زیاد اما امسال به نظرش پیرتر می‌رسید، وقتی میان زنبق‌ها و رزها و گله گله یاس بنفش که سر خم کرده بودند سرش را به این طرف و آن طرف می‌چرخاند، با چشمان نیمه بسته، بعد از هیاهوی خیابان، رایحه خوش را به دم در می‌کشید، خنکای گوارا را. mizan_test_en_fa And then, opening her eyes, how fresh like frilled linen clean from a laundry laid in wicker trays the roses looked و بعد که چشم باز کرد، رزها چه‌تر و تازه جلوه می‌کردند، همچون کتان چین دار تمیز تازه برگشته از رختشویخانه در سینی‌های حصیری. mizan_test_en_fa and dark and prim the red carnations, holding their heads up و میخک‌های سرخ تیره و موقر، با سرهای بالا گرفته mizan_test_en_fa and all the sweet peas spreading in their bowls, tinged violet, snow white, pale و تمامی خلر‌ها گسترده در قدح‌هایشان، با ته رنگ بنفش، سفید برفی، پریده رنگ mizan_test_en_fa as if it were the evening and girls in muslin frocks came out to pick sweet peas and roses after the superb summer's day, with its almost blue black sky, its delphiniums, its carnations, its arum lilies was over انگار شب باشد و دختران با پیراهن‌های ململ آمده باشند تا در پایان یک روز عالی تابستانی، با آسمان بیش و کم آبی مایل به سیاهش، زبان در قفاهایش، میخک‌هایش، گل‌های شیپوری‌اش، خلر و رز بچینند. mizan_test_en_fa and it was the moment between six and seven when every flower roses, carnations, irises, lilac glows و لحظه‌ای بود میان ساعت شش و هفت که همه گل‌ها رزها، میخک‌ها، زنبق‌ها، یاس‌های بنفش می‌درخشند. mizan_test_en_fa white, violet, red, deep orange سفید، بنفش، سرخ، نارنجی تیره mizan_test_en_fa every flower seems to burn by itself, softly, purely in the misty beds هر گلی گویی خود برمی افروزد، به نرمی، ناب در باغچه‌های مه گرفته. mizan_test_en_fa and how she loved the grey white moths spinning in and out, over the cherry pie, over the evening primroses! و چقدر دوست داشت شاپرک‌های خاکستری سفید را که چرخان می‌آمدند و می‌رفتند، روی کیک گیلاس، بر فراز پامچال‌های شب! mizan_test_en_fa And as she began to go with Miss Pym from jar to jar, choosing, nonsense, nonsense, she said to herself, more and more gently, as if this beauty, this scent, this colour, and Miss Pym liking her, trusting her, were a wave which she let flow over her and surmount that hatred, that monster, surmount it all به همراه دوشیزه پیم از این گلدان به آن گلدان رفت، انتخاب می‌کرد، در دل می‌گفت، عجب مزخرفاتی، عجب مزخرفاتی، آرام و آرام‌تر، انگار این زیبایی، این عطر، این رنگ و دوشیزه پیم که او را دوست می‌داشت، به او اعتماد داشت، موجی بود که می‌گذاشت بپوشاندش و بر آن نفرت، آن هیولا غلبه یابد، بر همه‌اش غلبه یابد. mizan_test_en_fa and it lifted her up and up when oh! و همین طور او را بالا و بالاتر برد که وای! mizan_test_en_fa a pistol shot in the street outside! صدای شلیکی از بیرون، از خیابان! mizan_test_en_fa Dear, those motor cars, said Miss Pym, going to the window to look, and coming back and smiling apologetically with her hands full of sweet peas, as if those motor cars, those tyres of motor cars, were all HER fault. و به طرف پنجره رفت تا نگاه کند و برگشت و لبخند عذرخواهی بر لب با یک بغل خلر وای از این ماشین‌ها، دوشیزه پیم گفت بازگشت، گویی آن اتومبیل‌ها، لاستیک اتومبیل‌ها، همه‌اش تقصیر او باشد. mizan_test_en_fa The violent explosion which made Mrs. Dalloway jump and Miss Pym go to the window and apologise came from a motor car which had drawn to the side of the pavement precisely opposite Mulberry's shop window. صدای انفجار شدیدی که خانم دلوی را از جا پراند و دوشیزه پیم را به جانب پنجره و به عذرخواهی کشاند از اتومبیلی بود که درست مقابل ویترین فروشگاه مالبری به کنار پیاده رو کشانده شده بود. mizan_test_en_fa Passers by who, of course, stopped and stared, had just time to see a face of the very greatest importance against the dove grey upholstery, before a male hand drew the blind and there was nothing to be seen except a square of dove grey. رهگذرانی که طبعا ایستادند و خیره شدند فقط فرصت یافتند چهره آدم بسیار مهمی را بر متن تودوزی خاکستری روشن ببینند پیش از اینکه دستی مردانه پرده را بکشد و دیگر چیزی برای ماندن نماند جز مربعی به رنگ خاکستری روشن. mizan_test_en_fa Yet rumours were at once in circulation from the middle of Bond Street to Oxford Street on one side, to Atkinson's scent shop on the other, passing invisibly, inaudibly, like a cloud, swift, veil like upon hills, falling indeed with something of a cloud's sudden sobriety and stillness upon faces which a second before had been utterly disorderly. اما شایعه بلافاصله از میانه خیابان باند تا خیابان آکسفورد در این جهت و تا عطر فروشی انکینسن در جهت دیگر جاری شد، نامریی، بی صدا چون ابر، شتابان، چون توری بر تپه، درست با همان جدیت و سکون ناگهانی ابر بر چهره‌هایی فرو افتاد که همین یک لحظه پیش به کلی درهم و برهم بودند. mizan_test_en_fa But now mystery had brushed them with her wing; they had heard the voice of authority; the spirit of religion was abroad with her eyes bandaged tight and her lips gaping wide. اما حال راز بال خود را بر آن‌ها کشیده بود؛ صدای اقتدار را شنیده بودند؛ روح دین با چشمان کاملا بسته با چشمبند و لبانی کاملا گشوده بیرون آمده بود. mizan_test_en_fa But nobody knew whose face had been seen. اما هیچ کس نمی‌دانست چهره از آن که بوده است. mizan_test_en_fa Was it the Prince of Wales's, the Queen's, the Prime Minister's? ولیعهد، ملکه، نخست وزیر؟ mizan_test_en_fa Whose face was it? چهره که بود؟ mizan_test_en_fa Nobody knew. کسی نمی‌دانست. mizan_test_en_fa Edgar J. Watkiss, with his roll of lead piping round his arm, said audibly ادگار جی. واتکیس، با کلاف لوله‌های سربی حلقه به دور دستانش، طوری که بشنوند. mizan_test_en_fa humorously of course البته با لودگی گفت mizan_test_en_fa Septimus Warren Smith, who found himself unable to pass, heard him. سپتیموس وارن اسمیت که نمی‌توانست راهش را از میان جمعیت باز کند، حرفش را شنید. mizan_test_en_fa Septimus Warren Smith, aged about thirty, pale faced, beak nosed, wearing brown shoes and a shabby overcoat, with hazel eyes which had that look of apprehension in them which makes complete strangers apprehensive too. سپتیموس وارن اسمیت، حدودا سی ساله، پریده رنگ، بینی عقابی، با کفش‌های قهوه‌ای و پالتویی نیمدار، با چشمانی قهوه‌ای با نگاهی نگران که سبب می‌شد آدم‌های غریبه هم نگران شوند. mizan_test_en_fa The world has raised its whip جهان تازیانه‌اش را برافراشته است mizan_test_en_fa where will it descend? بر کجا آن را فرود خواهد آورد؟ mizan_test_en_fa Everything had come to a standstill. همه چیز متوقف شده بود. mizan_test_en_fa The throb of the motor engines sounded like a pulse irregularly drumming through an entire body. ضربان موتور اتومبیل‌ها چون نبضی نامنظم در یک تن می‌تپید. mizan_test_en_fa The sun became extraordinarily hot because the motor car had stopped outside Mulberry's shop window خورشید به طرز غریبی داغ شده بود چون این اتومبیل جلو ویترین فروشگاه مالبری توقف کرده بود. mizan_test_en_fa old ladies on the tops of omnibuses spread their black parasols بانوان سالخورده در طبقه بالای اتوبوس‌های روباز چچترهای سیاهشان را باز کردند mizan_test_en_fa here a green, here a red parasol opened with a little pop. چتر آفتابی سبزی اینجا، چتر قرمزی آنجا با پق کوتاهی باز شد. mizan_test_en_fa Mrs. Dalloway, coming to the window with her arms full of sweet peas, looked out with her little pink face pursed in enquiry. خانم دلوی که با یک بغل خلر به سمت پنجره رفته بود، با صورت ریز گلرنگش که به کنجکاوی در هم کشیده بود بیرون را نگاه کرد. mizan_test_en_fa Every one looked at the motor car. همه به اتومبیل نگاه می‌کردند. mizan_test_en_fa Septimus looked. سپتیموس نگاه کرد. mizan_test_en_fa Boys on bicycles sprang off. پسربچه‌ها از دوچرخه‌ها پایین جهیدند. mizan_test_en_fa Traffic accumulated. راه بندان شد. mizan_test_en_fa And there the motor car stood, with drawn blinds, and upon them a curious pattern like a tree, Septimus thought, and this gradual drawing together of everything to one centre before his eyes, as if some horror had come almost to the surface and was about to burst into flames, terrified him. و اتومبیل آنجا ایستاده بود، با پرده‌های کشیده و سپتیموس در دل گفت، با طرح غریبی مثل درخت رویشان و این کشیده شدن تدریجی همه چیز به کنار هم به سوی یک مرکز در برابر چشمانش، گویی موجود هولناکی تا نزدیکی سطح آمده باشد و همین دم و آن بخواهد ناگهان شعله ور شود، وحشتزده‌اش می‌کرد. mizan_test_en_fa The world wavered and quivered and threatened to burst into flames. جهان می‌جنبید و می‌لرزید و ممکن بود شعله ور شود. mizan_test_en_fa It is I who am blocking the way, he thought. در دل گفت این من ام که راه را بند آورده‌ام. mizan_test_en_fa Was he not being looked at and pointed at; was he not weighted there, rooted to the pavement, for a purpose? مگر نه اینکه همه نگاهش می‌کردند و با انگشت او را نشان می‌دادند، مگر نه اینکه به منظوری آنجا، میخکوب شده بر پیاده رو، سنگین مانده بود؟ mizan_test_en_fa But for what purpose? اما به چه منظور؟ mizan_test_en_fa Let us go on بیا برویم mizan_test_en_fa said his wife, a little woman, with large eyes in a sallow pointed face; an Italian girl. همسرش، ریزنقش، با چشمانی درشت در صورتی تیز و مهتابی، دخترکی ایتالیایی، گفت. mizan_test_en_fa But Lucrezia herself could not help looking at the motor car and the tree pattern on the blinds. اما لوکر تزیا خود بی اختیار به اومبیل نگاه می‌کرد و به طرح درخت روی پرده‌ها. mizan_test_en_fa Was it the Queen in there مملکه سوار اتومبیل بود mizan_test_en_fa the Queen going shopping? ملکه که به خرید می‌رفت؟ mizan_test_en_fa The chauffeur, who had been opening something, turning something, shutting something, got on to the box. شوفر که پیش‌تر داشت چیزی را باز می‌کرد، چیزی را می‌چرخاند، چیزی را می‌بست، پشت فرمان نشست. mizan_test_en_fa Come on, said Lucrezia. لوکر تزیا گفت بیا برویم mizan_test_en_fa But her husband, for they had been married four, five years now, jumped, started اما شوهرش، آخر چهر پنج سالی بود که ازدواج کرده بودند، از جا پرید، یکه خورد. mizan_test_en_fa People must notice مردم حتما متوجه می‌شدند mizan_test_en_fa people must see. مردم حتما می‌دیدند. mizan_test_en_fa People, she thought, looking at the crowd staring at the motor car با خودش گفت، مردم، به جماعت نگاه کرد که به ماشین زل زده بودند. mizan_test_en_fa she admired تحسینشان می‌کرد mizan_test_en_fa an awful thing to say. اما حال چه حرف وحشتناکی زده بود. mizan_test_en_fa Suppose they had heard him? اگر صدایش را شنیده باشند چه؟ mizan_test_en_fa She looked at the crowd. به جماعت نگاه کرد. mizan_test_en_fa Help, help! کمک، کمک! mizan_test_en_fa she wanted to cry out to butchers' boys and women. می‌خواست خطاب به شاگرد قصاب‌ها و زن‌ها فریاد بزند، mizan_test_en_fa Only last autumn she and Septimus had stood on the Embankment wrapped in the same cloak and, Septimus reading a paper instead of talking, she had snatched it from him and laughed in the old man's face who saw them! همین پاییز گذشته بود که با سپتیموس، پیچیده در همین بالاپوش، روی دیواره تیمز ایستاده بودند و سپتیموس به عوض حرف زدن روزنامه می‌خواند و او روزنامه را از دستش قاپیده بود و رو به پیرمردی که می‌دیدشان خندیده بود! mizan_test_en_fa But failure one conceals. اما آدم شکست را پنهان می‌کند. mizan_test_en_fa She must take him away into some park. حالا باید او را با خود به پارکی جایی ببرد. mizan_test_en_fa Now we will cross, she said. گفت بیا برویم آن طرف خیابان mizan_test_en_fa She had a right to his arm حق داشت که بازویش را بگیرد mizan_test_en_fa though it was without feeling. هرچند حس و حالی در آن نبود. mizan_test_en_fa He would give her, who was so simple, so impulsive, only twenty four, پاره استخوانی را به دست اویی می‌داد که آن همه ساده بود، آن همه حسی، فقط بیست و چهار سال داشت، ب. mizan_test_en_fa without friends in England, ی هیچ دوستی در انگلستان، mizan_test_en_fa who had left Italy for his sake, a piece of bone. که به خاطر او ایتالیا را ترک کرده بود. mizan_test_en_fa The motor car with its blinds drawn and an air of inscrutable reserve proceeded towards Piccadilly, still gazed at, still ruffling the faces on both sides of the street with the same dark breath of veneration whether for Queen, Prince, or Prime Minister nobody knew. اتومبیل با پرده‌های کشیده و حالت خوددارانه نفوذناپذیرش به سوی پیکادلی پیش رفت، همچنان زیر نگاه خیره، همچنان با ابهتی که چهره‌های دو سوی خیابان را با همان رد تیره اخترام برای ملکه، ولیعهد یا نخست وزیر، چه کسی می‌داند، دگرگون کرده بود. mizan_test_en_fa The face itself had been seen only once by three people for a few seconds. خود آن صورت را سه نفر فقط یک بار برای چند ثانیه دیده بودند. mizan_test_en_fa Even the sex was now in dispute. حتی بر سر جنسیتش اختلاف نظر بود. mizan_test_en_fa But there could be no doubt that greatness was seated within; اما جای هیچ تردیدی نبود که عظمتی در داخلش نشسته است؛ mizan_test_en_fa greatness was passing, hidden, down Bond Street, removed only by a hand's breadth from ordinary people who might now, for the first and last time, be within speaking distance of the majesty of England, of the enduring symbol of the state which will be known to curious antiquaries, sifting the ruins of time, when London is a grass grown path and all those hurrying along the pavement this Wednesday morning are but bones with a few wedding rings mixed up in their dust and the gold stoppings of innumerable decayed teeth. عظمتی عبور می‌کند، نهان، به پایین دست خیابان باند، با فاصله چند وجب از مردمان عادی که اینک برای اولین و آخرین بار ممکن بود در گوشرس شکوه شاهانه انگلستان قرار گرفته باشند، نماد ماندگار کشور که بر عتیقه شناسان کنجکاو که ویرانه‌های زمان را می‌پالایند آشکار خواهد شد، زمانی که لندن معبری پوشیده از علف خواهد بود و همه آنان که به شتاب در این صبح چهارشنبه از پیاده رو می‌گذرند مشتی استخوان خواهند بود با چند حلقه ازدواج آمیخته با غبار و طلای پر کننده بی شمار دندان‌های پوسیده. mizan_test_en_fa The face in the motor car will then be known. سرنشین اتومبیل آن گاه شناخته خواهد شد. mizan_test_en_fa It is probably the Queen, thought Mrs. Dalloway, coming out of Mulberry's with her flowers; the Queen. خانم دلوی با گل‌هایش که از گلفروشی مالبری بیرون می‌آمد با خود گفت احتمالا ملکه است؛ ملکه. mizan_test_en_fa And for a second she wore a look of extreme dignity standing by the flower shop in the sunlight while the car passed at a foot's pace, with its blinds drawn. و لحظه‌ای در آفتاب با وقاری مفرط کنار گلفروشی ایستاد آن گاه که اتومبیل خیلی آهسته از کنارش گذشت، با پرده‌های کشیده. mizan_test_en_fa The Queen going to some hospital کلاریسا با خود گفت، ملکه است که به بیمارستانی می‌رود mizan_test_en_fa the Queen opening some bazaar, thought Clarissa. ملکه است که می‌رود بازار خیریه‌ای را افتتاح کند. mizan_test_en_fa The crush was terrific for the time of day. ازدحام در این وقت روز بیش از حد بود. mizan_test_en_fa Lords, Ascot, Hurlingham, what was it? she wondered از خود می‌پرسید، باشگاه لرد است، اسکات، هرلینگم، چه خبر بود؟ mizan_test_en_fa for the street was blocked. آخر خیابان بند آمده بود. mizan_test_en_fa The British middle classes sitting sideways on the tops of omnibuses with parcels and umbrellas, yes, even furs on a day like this, were, she thought, more ridiculous, more unlike anything there has ever been than one could conceive طبقه متوسط انگلیس که یکبری در طبقه بالای اتوبوس‌های روباز با بسته‌ها و چترهایشان نشسته بودند و بله حتی پیچیده در پوست در روزی چنین، به نظرش مضحک‌تر بودند، بی شباهت‌تر از آنچه بتوان تصور کرد به هر آنچه تا کنون بوده است. mizan_test_en_fa and the Queen herself held up; the Queen herself unable to pass. و راه شخص ملکه را سد کرده بودند، شخص ملکه نمی‌توانست عبور کند. mizan_test_en_fa Clarissa was suspended on one side of Brook Street کلاریسا یک طرف خیابان بروک بلاتکلیف مانده بود mizan_test_en_fa Sir John Buckhurst, the old Judge on the other, with the car between them Sir John had laid down the law for years and liked a well dressed woman when the chauffeur, leaning ever so slightly, said or showed something to the policeman, who saluted and raised his arm and jerked his head and moved the omnibus to the side and the car passed through. سر جان با کهرست، قاضی پیر آن طرف و میانشان اتومبیل بود سر جان سال‌ها حکم صادر کرده بود و از زنان خوشپوش خوشش می‌آمد که شوفر مختصری به جلو خم شد، چیزی به مامور پلیس گفت یا نشانش داد که او احترام گذاشت و دستش را بلند کرد و سرش را ناگهان چرخاند و اتوبوس روباز را به یک طرف هدایت کرد و اتومبیل عبور کرد. mizan_test_en_fa Slowly and very silently it took its way. آهسته دو بسیار بی صدا به راهش ادامه داد. mizan_test_en_fa Clarissa guessed کلاریسا حدس زد؛ mizan_test_en_fa Clarissa knew of course; کلاریسا البته می‌دانست mizan_test_en_fa she had seen something white, magical, circular, in the footman's hand, a disc inscribed with a name the Queen's, the Prince of Wales's, the Prime Minister's? دیده بود چیزی سفید، جادویی، مدور، در دست گماشته، صفحه‌ای فلزی منقور با یک نام نام ملکه، ولیعهد، نخست وزیر؟ mizan_test_en_fa which, by force of its own lustre, burnt its way through Clarissa saw the car diminishing, disappearing , to blaze among candelabras, glittering stars, breasts stiff with oak leaves, Hugh Whitbread and all his colleagues, the gentlemen of England, that night in Buckingham Palace. که به نیروی تلألؤش، راهی به پیش گداخت کلاریسا اتومبیل را دید که کوچک شد، نا پدید شد تا در میان چلچراغ‌ها، سینه‌های شق و رق مزین به برگ بلوط، هیو ویتبرد و همه همکارانش، نجیب زادگان انگلستان، آن شب در کاخ باکینگام ستارگان فروزان برافروزد. mizan_test_en_fa And Clarissa, too, gave a party. و کلاریسا هم مهمانی می‌داد. mizan_test_en_fa She stiffened a little; کمی شق و رق شد؛ mizan_test_en_fa so she would stand at the top of her stairs. بر بالای پلکان خانه‌اش این چنین خواهد ایستاد. mizan_test_en_fa The car had gone, but it had left a slight ripple which flowed through glove shops and hat shops and tailors' shops on both sides of Bond Street. اتومبیل رفته بود، اما موجکی بر جای گذاشته بود که از دستکش فروشی‌ها و کلاه فروشی‌ها و خیاط خانه‌های دو طرف خیابان باند عبور کرد. mizan_test_en_fa For thirty seconds all heads were inclined the same way to the window. سی ثانیه‌ای همه سرها به یک سو چرخیده بود به سوی پنجره اتومبیل. mizan_test_en_fa Choosing a pair of gloves should they be to the elbow or above it, lemon or pale grey? بانوان که می‌خواستند دستکش انتخاب کنند تا آرنج باشد یا بالاتر، لیمویی با خاکستری روشن؟ mizan_test_en_fa ladies stopped; متوقف شدند؛ mizan_test_en_fa when the sentence was finished something had happened. جمله‌شان که به پایان رسید، اتفاقی رخ داده بود. mizan_test_en_fa Something so trifling in single instances that no mathematical instrument, though capable of transmitting shocks in China, could register the vibration; اتفاقی چنان جرئی در تک لحظات که هیچ ابراز ریاضی، هرچند هم قادر به مخابره لرزه‌های چین، نمی‌توانست این ارتعاش را ثبت کند. mizan_test_en_fa yet in its fulness rather formidable and in its common appeal emotional; با این حال در کل و بیش و کم پر ابهت بود و توانست احساسات همگان را برانگیزد. mizan_test_en_fa for in all the hat shops and tailors' shops strangers looked at each other and thought of the dead; of the flag; of Empire. زیرا در تمامی کلاه فروشی‌ها خیاط خانه‌ها آدم‌های غریبه به هم نگاه کردند و به مردگان اندیشیدند؛ به پرچم؛ به امپراتوری. mizan_test_en_fa In a public house in a back street a Colonial insulted the House of Windsor which led to words, broken beer glasses, and a general shindy, which echoed strangely across the way in the ears of girls buying white underlinen threaded with pure white ribbon for their weddings. در میخانه‌ای در خیابانی فرعی مستعمره نشینی به کاخ وینزر اهانت کرد که بگو مگو انجامید و لیوان‌های شکسته آبجو و الم شنگه‌ای همگانی که تا آن طرف خیابان در گوش دخترانی که لباس زیر سفید با روبان کاری سفید پاک برای عروسی‌شان می‌خریدند طنینی غریب افکند. mizan_test_en_fa For the surface agitation of the passing car as it sunk grazed something very profound. زیرا آشوب سطحی اتومبیل در گذر که فروکش می‌کرد چیزی را در اعماق سوده بود. mizan_test_en_fa Gliding across Piccadilly, the car turned down St. James's Street. اتومبیل خرامان از میدان پیکادلی به خیابان سنت جیمز پیچید. mizan_test_en_fa Tall men, men of robust physique, well dressed men with their tail coats and their white slips and their hair raked back who, for reasons difficult to discriminate, were standing in the bow window of Brooks's with their hands behind the tails of their coats, looking out, perceived instinctively that greatness was passing, and the pale light of the immortal presence fell upon them as it had fallen upon Clarissa Dalloway. مردان بلند قامت، مردانی تنومند، مردانی خوشپوش با کت‌های اسموکینگ و پیش سینه‌های سفیدشان و موهای شانه خورده به عقب که با دسته‌ای برده به پشت دم کت‌هایشان، به دلایلی که تمیزشان دشوار است، پشت پنجره کمانی باشگاه وایت ایستاده بودند بیرون را نگاه می‌کردند، به حکم غریزه دریافتند که عظمتی از آنجا می‌گذرد و نور پریده رنگ حضور فناناپذیر بر آن‌ها تایید همان طور که بر کلاریسا دلوی تابیده بود. mizan_test_en_fa At once they stood even straighter, and removed their hands, and seemed ready to attend their Sovereign, if need be, to the cannon's mouth, بلافاصله خبردارتر از پیش حتی ایستادند و دستانشان را از پشت برداشتند و گویا آماده بودند همراه با ولی نعمتشان، اگر نیاز افتاد، سینه به دهانه توپ بدهند. mizan_test_en_fa as their ancestors had done before them. چنان که نیاکانشان پیش از آن‌ها. mizan_test_en_fa The white busts and the little tables in the background covered with copies of the Tatler and syphons of soda water seemed to approve; نیمتنه‌های سفید و میزهای کوچک در پس زمینه پوشیده از نسخه‌های مجله تتلر و بطری‌های آب گازدار گویی تصدیق می‌کردند. mizan_test_en_fa seemed to indicate the flowing corn and the manor houses of England; گویی مظهر گندم‌های مواج و عمارت‌های اربابی انگلستان بودند؛ mizan_test_en_fa and to return the frail hum of the motor wheels as the walls of a whispering gallery return a single voice expanded and made sonorous by the might of a whole cathedral. و همهمه گذرای چرخ‌های اتومبیل را باز می‌گرداندند، همچون دیوارهای تالار زمزمه‌ای که تک صدایی را وسعت یافته و مطنطن به قوت کلیسای جامعی مالامال جمعیت بازمی گرداند. mizan_test_en_fa Shawled Moll Pratt with her flowers on the pavement wished the dear boy well it was the Prince of Wales for certain and would have tossed the price of a pot of beer a bunch of roses into St. James's Street out of sheer light heartedness and contempt of poverty had she not seen the constable's eye upon her, discouraging an old Irishwoman's loyalty. مال پرت شال بر دوش با گل‌هایش در پیاده رو برای پسر نازنین دعای خیر کرد تردید نبود که ولیعهد است و معادل بهای یک پاتیل آبجو یک دسته گل رز را از سر سرخوشی صرف و خوار داشت فقر به خیابان سنت جیمز پرتاب می‌کرد اگر ندیده بود که مامور پلیس نگاهش می‌کند، سد سرسپردگی سالخورده زنی ایرلندی می‌شود. mizan_test_en_fa The sentries at St. James's saluted; Queen Alexandra's policeman approved. نگهبانان سنت جیمز سلام نظامی دادند؛ مامور نگهبان ملکه الگزاندرا تایید کرد. mizan_test_en_fa A small crowd meanwhile had gathered at the gates of Buckingham Palace. در همین ضمن جماعت کوچکی در مقابل دروازه‌های کاخ باکینگهام گرد آمده بود. mizan_test_en_fa Listlessly, yet confidently, poor people all of them, they waited; مردمانی همگی تهیدست، بی رمق، اما مطمئن به خود، انتظار می‌کشیدند؛ mizan_test_en_fa looked at the Palace itself with the flag flying; به خود کاخ با پرچم در اهتزاز نگاه می‌کردند؛ mizan_test_en_fa at Victoria, billowing on her mound, admired her shelves of running water, her geraniums; به پیکره ویکتوریا، برآماسیده و بر فراز سکویش، پله پله آب روانش را می‌ستودند، گل‌های شمعدانی را. mizan_test_en_fa singled out from the motor cars in the Mall first this one, then that; از میان اتومبیل‌هایی که در مال حرکت می‌کردند نخست این و بعد آن یکی را نشان می‌کردند. mizan_test_en_fa bestowed emotion, vainly, upon commoners out for a drive; هیجانی به عبث نثار مردمان عادی می‌کردند که برای اتومبیل سواری بیرون آمده بودند. mizan_test_en_fa recalled their tribute to keep it unspent while this car passed and that; پیشکش خود را به یاد می‌آوردند که نبایست آن گاه که این اتومبیل و آن یکی می‌گذشت مصرف می‌کردند. mizan_test_en_fa and all the time let rumour accumulate in their veins and thrill the nerves in their thighs at the thought of Royalty looking at them; و تمام مدت می‌گذاشتند شایعه در رگهاشان انباشه شود و اعصاب ران‌هایشان را از فکر اینکه مقام سلطنت نگاهشان خواهد کرد بلرزاند. mizan_test_en_fa the Queen bowing; ملکه که سر خم می‌کند؛ mizan_test_en_fa the Prince saluting; ولیعهد که سلام می‌دهد؛ mizan_test_en_fa at the thought of the heavenly life divinely bestowed upon Kings; از فکر آن حیات ملکوتی که که ملائک یه شاهان بخشیده‌اند؛ mizan_test_en_fa of the equerries and deep curtsies; فکر ملازمان و تعظیم‌های عزا؛ mizan_test_en_fa of the Queen's old doll's house; فکر خانه عروسکی قدیمی ملکه؛ mizan_test_en_fa of Princess Mary married to an Englishman, and the Prince ah! فکر شاهدخت مری که با مردی انگلیسی ازدواج کرده و ولیعهد آه! mizan_test_en_fa the Prince! ولیعهد! mizan_test_en_fa who took wonderfully, they said, after old King Edward که می‌گفتند عجیب به شاه ادوارد پیر شباهت دارد mizan_test_en_fa but was ever so much slimmer. اما بسیار باریک اندام‌تر از اوست. mizan_test_en_fa The Prince lived at St. James's ولیعهد در کاخ سنت جیمز می‌زیست mizan_test_en_fa but he might come along in the morning to visit his mother. اما ممکن بود برای دیدار مادرش امروز صبح به آنجا بیاید. mizan_test_en_fa So Sarah Bletchley said with her baby in her arms, tipping her foot up and down as though she were by her own fender in Pimlico این‌ها را سارا بلچلی بچه به بغل با خود می‌گفت و با پاها بر زمین ضرب گرفته بود انگار که جلو جرقه گیر بخاری دیواری خانه‌اش در پیملیکو باشد. mizan_test_en_fa but keeping her eyes on the Mall, while Emily Coates ranged over the Palace windows and thought of the housemaids, the innumerable housemaids, the bedrooms, the innumerable bedrooms. اما چشم از مال برنمی داشت، همان وقت که امیلی کوتز پنجره‌های کاخ را از نظر می‌گذراند و به مستخدمه‌ها فکر می‌کرد، مستخدمه‌های بی شمار، اتاق خواب‌ها، اتاق خواب‌های بی شمار. mizan_test_en_fa Joined by an elderly gentleman with an Aberdeen terrier, by men without occupation, the crowd increased. آقای میانسالی با سگ ابردین خود به او ملحق شد، مردانی بدون شغل و مشغله، جماعت بیشتر و بیشتر می‌شد. mizan_test_en_fa Little Mr. Bowley, who had rooms in the Albany and was sealed with wax over the deeper sources of life but could be unsealed suddenly, inappropriately, sentimentally, by this sort of thing poor women waiting to see the Queen go past poor women, nice little children, orphans, widows, the War tut tut actually had tears in his eyes. آقای بولی ریزنقش که در آلبانی اتاق داشت و هر منفذی رو به ذخایر عمیق زندگی را مهر و موم کرده بود، اما این جور چیزها ممکن بود مهر و مومش را بردارد، ناگهان، به گونه‌ای ناشایست، احساساتی زنان فقیر، بچه‌های کوچک نازنین، کودکان، جنگ نچ نچ واقعا اشک به چشم آورد. mizan_test_en_fa A breeze flaunting ever so warmly down the Mall through the thin trees, past the bronze heroes, lifted some flag flying in the British breast of Mr. Bowley and he raised his hat as the car turned into the Mall and held it high as the car approached نسیمی که آن همه گرم از میان درختان باریک، از کنار قهرمانان مفرغی، در سرتاسر مال برخاست پرچمی را بر سینة بریتانیایی آقای بولی بلند کرد و او، همان هنگام که اتومبیل به داخل مال پیچید، کلاه از سر برداشت و همان طور که اتومبیل نزدیک می‌شد. mizan_test_en_fa and let the poor mothers of Pimlico press close to him, and stood very upright. و سبب می‌شد مادران نگونبخت پیملیکو به او بچسبند، آن را بالای سر نگاه داشت و شق و رق ایستاد. mizan_test_en_fa The car came on. اتومبیل به حرکت ادامه داد. mizan_test_en_fa Suddenly Mrs. Coates looked up into the sky. خانم کوتز ناگهان به آسمان نگاه کرد. mizan_test_en_fa The sound of an aeroplane bored ominously into the ears of the crowd. صدای هواپیمایی تهدیدکنان در گوش‌های جماعت فرو رفت. mizan_test_en_fa There it was coming over the trees, letting out white smoke from behind, which curled and twisted, actually writing something! آمد از فراز درختان و دودی سفید از عقب رها کرد که می‌تابید و می‌پیچید و راستی راستی داشت چیزی می‌نوشت! mizan_test_en_fa Every one looked up. همه به آسمان نگاه کردند. mizan_test_en_fa Dropping dead down the aeroplane soared straight up هواپیما که داشت به کلی سقوط می‌کرد، به خط مستقیم اوج گرفت mizan_test_en_fa It curved in a loop پیچید و دور زد mizan_test_en_fa It raced سرعت گرفت mizan_test_en_fa It sank فرو افتاد mizan_test_en_fa It rose اوج گرفت mizan_test_en_fa murmured Mrs. Bletchley, like a sleep walker. خانم بلچلی مثل خوابگردها زمزمه کرد نگاه می‌کرد. mizan_test_en_fa With his hat held out perfectly still in his hand, Mr. Bowley gazed straight up. آقای بولی که کلاهش را کاملا بی حرکت بالا نگه داشته بود، صاف به آسمان. mizan_test_en_fa All down the Mall people were standing and looking up into the sky. در سرتاسر مال مردم ایستاده بودند و به آسمان نگاه می‌کردند. mizan_test_en_fa As they looked the whole world became perfectly silent, and a flight of gulls crossed the sky, first one gull leading نگاه که می‌کردند، تمامی جهان کاملا بی صدا شده بود و دسته‌ای مرغ دریایی از آسمان گذشت، اول مرغ دریایی که پیشاهنگ بود. mizan_test_en_fa then another, and in this extraordinary silence and peace, in this pallor, in this purity, bells struck eleven times, the sound fading up there among the gulls. بعد یکی دیگر و در این سکوت و آرامش خارق العاده، در این رنگ باختگی، در این خلوص، زنگ‌ها یازده بار نواختند و صدا در میان مرغان دریایی محو شد. mizan_test_en_fa It had gone رفته بود mizan_test_en_fa it was behind the clouds. پشت ابرها بود. mizan_test_en_fa There was no sound. صدایی نمی‌آمد. mizan_test_en_fa a mission of the greatest importance. مأموریتی بس مهم. mizan_test_en_fa Then suddenly, as a train comes out of a tunnel, the aeroplane rushed out of the clouds again, the sound boring into the ears of all people in the Mall, in the Green Park, in Piccadilly, in Regent Street, in Regent's Park, and the bar of smoke curved behind and it dropped down, and it soared up and wrote one letter after another بعد ناگهان، هوایپما، چنان که قطار از تونل، دوباره از میان ابرها به سرعت بیرون آمد، صدا در گوش تمامی مردم در مال، در خیابان ریجنت، در ریجنتز پارک، فرو رفت و ستون دود پشتش پیچید و فرو افتاد و اوج گرفت و حرفی در پی حرفی دیگر نوشت. mizan_test_en_fa but what word was it writing? اما چه کلمه‌ای داشت می‌نوشت؟ mizan_test_en_fa Lucrezia Warren Smith, sitting by her husband's side on a seat in Regent's Park in the Broad Walk, looked up. لوکرتزیا وارن اسمیت، نشسته کنار شوهرش برنیمکتی در گذر اصلی ریجنتز پارک، به بالا نگاه کرد. mizan_test_en_fa Look, look, Septimus! نگاه کن، سپتیموس، نگاه کن mizan_test_en_fa For Dr. Holmes had told her to make her husband who had nothing whatever seriously the matter with him but was a little out of sorts take an interest in things outside himself. آخر دکتر هولمز به او گفته بود که کاری کند شوهرش که هیچ مشکل جدی ای ندارد و فقط کمی ناخوش است به چیزهایی بیرون از خودش توجه کند. mizan_test_en_fa So, thought Septimus, looking up, they are signalling to me. سپتیموس به بالا نگاه کرد و در دل گفت پس دارند به من علامت می‌دهند. mizan_test_en_fa Not indeed in actual words; that is, he could not read the language yet در واقع نه با کلمات واقعی؛ یعنی نمی‌توانست آن زبان را هنوز بخواند. mizan_test_en_fa but it was plain enough اما کاملا ساده بود mizan_test_en_fa this beauty, this exquisite beauty, and tears filled his eyes as he looked at the smoke words languishing and melting in the sky and bestowing upon him in their inexhaustible charity and laughing goodness one shape after another of unimaginable beauty and signalling their intention to provide him, for nothing, for ever, for looking merely, with beauty, more beauty! این زیبایی، این زیبایی متلالو و اشک در چشمانش جمع شد همان طور که به کلمات دودی نگاه می‌کرد که در آسمان می‌پژمردند و حل می‌شدند و با آن شفقت لایزال و نیکی گشاده رویانه شکلی از پی شکل دیگر با زیبایی بیرون از حد تصور بر او عرضه می‌داشتند و نیتشان را برای او مخابره می‌کردند که همانا بذل زیبایی به او بود، زیبایی بیشتر، در مقابل هیچ، برای ابد، فقط در قبال نگاه کردن! mizan_test_en_fa Tears ran down his cheeks. اشک در چشمانش جاری شد. mizan_test_en_fa It was toffee تافی است mizan_test_en_fa they were advertising toffee دارند تبلیغ تافی می‌کنند. mizan_test_en_fa a nursemaid told Rezia. پرستار بچه‌ای به رتزیا گفت، mizan_test_en_fa Together they began to spell با هم هجی کردند mizan_test_en_fa Septimus heard her say close to his ear سپتیموس شنید که نزدیک گوشش می‌گوید mizan_test_en_fa deeply, softly, like a mellow organ, but with a roughness in her voice like a grasshopper's, which rasped his spine deliciously and sent running up into his brain waves of sound which, concussing, broke. پرستار گفت خشی در صدایش بود مثل جیرجیرک که تیرة پشتش را خراشی لذتبخش داد و امواج صدا را به سوی مغزش بالا فرستاد که آنجا در تصادم با هم شکستند. mizan_test_en_fa A marvellous discovery indeed that the human voice in certain atmospheric conditions for one must be scientific, above all scientific can quicken trees into life! الحق که چه کشف درخشانیاینکه صدای انسان در شرایط جوی خاصی آخر باید علمی بود، از همه مهم‌تر علمی می‌تواند در درختان جان بدمد! mizan_test_en_fa Happily Rezia put her hand with a tremendous weight on his knee so that he was weighted down, transfixed, or the excitement of the elm trees rising and falling, rising and falling with all their leaves alight and the colour thinning and thickening from blue to the green of a hollow wave, like plumes on horses' heads, feathers on ladies', so proudly they rose and fell, so superbly, would have sent him mad. رتزیا شادمان دستش را با وزنی هنگفت بر زانوی او گذاشت طوری که سنگین بار شد، میخکوب شد، وگرنه هیجان درختان نارون که برمی آمدند و فرو می‌نشستند با همة برگ هاشان شعله ور بر می‌آمدند و فرو نشستند و رنگ رقیق و غلیظ می‌شد و از آبی تا سبز موج‌های توخالی، مثل شاهپرهای روی سر اسب‌ها، پرهای روی سر بانوان که آن همه با غرور می‌آمدند و فرو می‌نشستند، آن همه با شکوه، دیوانه‌اش می‌کرد. mizan_test_en_fa But he would not go mad. اما دیوانه نخواهد شد. mizan_test_en_fa He would shut his eyes; he would see no more. چشمانش را خواهد بست، دیگر چیزی نخواهد دید. mizan_test_en_fa But they beckoned; leaves were alive; trees were alive. اما صدایش می‌کردند؛ برگ‌ها زنده بودند؛ درختان زنده بودند. mizan_test_en_fa And the leaves being connected by millions of fibres with his own body, there on the seat, fanned it up and down; when the branch stretched he, too, made that statement. و برگ‌ها که با میلیون‌ها رشته به تن او، آنجا بر نیمکت، متصل بودند، بالا و پایین می‌بردندش؛ شاخه که دست دراز کرد او هم چنین کرد. mizan_test_en_fa The sparrows fluttering, rising, and falling in jagged fountains were part of the pattern; گنجشکانی که بال بال می‌زدند، در آبنماهای مضرس بلند می‌شدند و فرود می‌آمدند، بخشی از این نقش بودند. mizan_test_en_fa the white and blue, barred with black branches. سفید و آبی، پشت میله میله شاخه‌های سیاه. mizan_test_en_fa Sounds made harmonies with premeditation; اصوات هارمونی ای از پیش اندیشیده می‌ساختند؛ mizan_test_en_fa the spaces between them were as significant as the sounds. سکوت‌های میان آنها به اندازة صداها معنا داشت. mizan_test_en_fa A child cried. کودکی گریه کرد. mizan_test_en_fa Rightly far away a horn sounded. در دورها بوقی چنان که مقرر بود به صدا در آمد. mizan_test_en_fa All taken together meant the birth of a new religion همة این‌ها با هم به معنای میلاد دینی تازه بود mizan_test_en_fa Septimus! said Rezia. رتزیا گفت سپتیموس mizan_test_en_fa He started violently. او را از جا پراند. mizan_test_en_fa People must notice. حتما مردم متوجه می‌شدند. mizan_test_en_fa I am going to walk to the fountain and back, من تا آبنما می‌روم و برمی گردم mizan_test_en_fa For she could stand it no longer. آخر دیگر تحملش را نداشت. mizan_test_en_fa Dr. Holmes might say there was nothing the matter. شاید دکتر هولمز بگوید هیچ طوریش نیست. mizan_test_en_fa Far rather would she that he were dead! کاش مرده بود! mizan_test_en_fa She could not sit beside him when he stared so and did not see her and made everything terrible نمی‌توانست کنارش بنشیند وقتی او این طور خیره می‌شد و او را نمی‌دید و همه چیز را وحشتناک می‌کرد. mizan_test_en_fa sky and tree, children playing, dragging carts, blowing whistles, falling down آسمان و درخت، بچه‌هایی که بازی می‌کردند، چارچرخه هاشان را می‌کشیدند، سوت می‌زدند، می‌افتادند. mizan_test_en_fa all were terrible. همه‌اش وحشتناک بود. mizan_test_en_fa And he would not kill himself خودش را هم نمی‌کشت mizan_test_en_fa and she could tell no one. و او نمی‌توانست به کسی بگوید. mizan_test_en_fa Septimus has been working too hard that was all she could say to her own mother. به مادرش فقط همین را می‌توانست بگوید این چند وقت فشار کار سپتیموس خیلی زیاد بود mizan_test_en_fa To love makes one solitary, she thought. با خودش گفت دوست داشتن آدم را تنها می‌کند. mizan_test_en_fa She could tell nobody, not even Septimus now, and looking back, she saw him sitting in his shabby overcoat alone, on the seat, hunched up, staring. نمی‌توانست به کسی بگوید، حالا حتی به سپتیموس هم و به پشت سر که نگاه کرد، دیدش که با آن پالتوی نیمدارش، تنها، روی نیمکت، قوز کرده، خیره، نشسته است. mizan_test_en_fa And it was cowardly for a man to say he would kill himself و اینکه یک مرد بگوید خودش را می‌کشد بزدلانه است mizan_test_en_fa but Septimus had fought اما سپتیموس جنگیده بود mizan_test_en_fa he was brave شجاع بود mizan_test_en_fa he was not Septimus now. این حالا دیگر سپتیموس نبود. mizan_test_en_fa She put on her lace collar. یخة تورش را به گردن بسته بود. mizan_test_en_fa She put on her new hat and he never noticed; کلاه تازه‌اش را به سر گذاشته بود و او اصلا نفهمیده بود؛ mizan_test_en_fa and he was happy without her. و بدون او سعادتمند بود. mizan_test_en_fa Nothing could make her happy without him! اما هیچ چیز او را بدون سپتیموس شاد نمی‌کرد mizan_test_en_fa Nothing! هیچ چیز! mizan_test_en_fa He was selfish. خودخواه بود. mizan_test_en_fa So men are. مردها همین طورند. mizan_test_en_fa For he was not ill. چون بیمار نبود. mizan_test_en_fa Dr. Holmes said there was nothing the matter with him. دکتر هولمز گفته بود که هیچ طوریش نیست. mizan_test_en_fa She spread her hand before her. انگشتانش را پیش برد و از هم گشود. mizan_test_en_fa Look! بفرما! mizan_test_en_fa Her wedding ring slipped حلقة ازدواجش لق می‌خورد mizan_test_en_fa she had grown so thin. بس که لاغر شده بود. mizan_test_en_fa It was she who suffered او بود که داشت رنج می‌برد mizan_test_en_fa but she had nobody to tell. اما کسی را نداشت که برایش بگوید. mizan_test_en_fa Far was Italy and the white houses and the room where her sisters sat making hats چه دور بود ایتالیا و خانه‌های سفید و اتاقی که خواهرانش در آن می‌نشستند و کلاه درست می‌کردند. mizan_test_en_fa and the streets crowded every evening with people walking و خیابان‌هایی که هر شب پر از مردمی می‌شد که قدم می‌زدند mizan_test_en_fa laughing out loud, not half alive like people here, huddled up in Bath chairs, looking at a few ugly flowers stuck in pots! بلند می‌خندیدند، نه آنکه مثل مردم اینجا نیم زنده باشند، گلوله شده در صندلی‌های چرخدار، به تماشای چند تا گل زشت فرو کرده در گلدان‌ها! mizan_test_en_fa For you should see the Milan gardens, آخر باید باغ‌های میلان را ببینی mizan_test_en_fa she said aloud. بلند گفت mizan_test_en_fa But to whom? اما به که؟ mizan_test_en_fa There was nobody. کسی نبود. mizan_test_en_fa Her words faded. کلماتش محو شدند. mizan_test_en_fa So a rocket fades. فشفشه هم محو می‌شود. mizan_test_en_fa Its sparks, having grazed their way into the night, surrender to it, dark descends, pours over the outlines of houses and towers اخگرهایش که راه خود را در شب شکافتند، تسلیمش می‌شوند، ظلمت فرو می‌افتد، بر خطوط خانه‌ها و برج‌ها فرو می‌ریزد. mizan_test_en_fa bleak hillsides soften and fall in. دامنة دلگیر تپه‌ها نرم می‌شوند و فرو می‌ریزند. mizan_test_en_fa But though they are gone, the night is full of them دیگر نیستند، اما شب مالامال آن‌هاست mizan_test_en_fa robbed of colour, blank of windows, they exist more ponderously, give out what the frank daylight fails to transmit رنگ باخته، بی هیچ دریچه‌ای، هستی جدی‌تری می‌یابند، چیزی از آن‌ها برمی خیزد که نور صریح روز نمی‌تواند انتقال دهد mizan_test_en_fa the trouble and suspense of things conglomerated there in the darkness; رنج و تعلیق چیزهایی که آنجا در ظلمت بر هم انباشته‌اند؛ mizan_test_en_fa huddled together in the darkness; در ظلمت بر هم انباشته‌اند؛ mizan_test_en_fa reft of the relief which dawn brings when, washing the walls white and grey, spotting each window pane, lifting the mist from the fields, showing the red brown cows peacefully grazing محروم از آسودگی که سحرگاه می‌آورد وقتی با سفید و خاکستری اندود کردن دیوارها، نشان کردن تک تک جام‌های پنجره‌ها، برداشتن مه از چراگاه‌ها، مرئی کردن گاوهای قرمز قهوه‌ای که آرام می‌چرند. mizan_test_en_fa all is once more decked out to the eye; همه چیز بار دیگر پیش چشمان آراسته می‌شود؛ mizan_test_en_fa exists again. بار دیگر هست می‌شود. mizan_test_en_fa I am alone تنهایم mizan_test_en_fa I am alone! تنهایم! mizan_test_en_fa she cried, by the fountain in Regent's Park staring at the Indian and his cross کنار آبخوری در ریجنتز پارک خیره به آن هندی و صلیبش فریاد زد mizan_test_en_fa as perhaps at midnight, when all boundaries are lost, the country reverts to its ancient shape چنان که شاید در نیمه شب، وقتی تمامی مرزها از میان رفته است، کشور به شکل کهنش باز می‌گردد. mizan_test_en_fa as the Romans saw it, lying cloudy, when they landed, and the hills had no names and rivers wound they knew not where همان گونه که رومی‌ها یافتندش، ابرناک افتاد، زمانی که پای به خشکی گذاشتند و تپه‌ها نامی نداشتند و رودخانه‌ها پیچان به جایی که نمی‌دانستند کجا می‌رفتند. mizan_test_en_fa such was her darkness ظلمت او چنین بود mizan_test_en_fa when suddenly, as if a shelf were shot forth and she stood on it, she said how she was his wife, married years ago in Milan, his wife, and would never, never tell that he was mad! وقتی که ناگهان، انگار سنگی چون رف بیرون بزند و او رویش بایستد، با خود گفت که زن اوست، چند سال پیش در میلان ازدواج کرده بودند، زنش و هرگز، هرگز نخواهد گفت که او دیوانه است! mizan_test_en_fa Turning, the shelf fell; down, down she dropped. چرخید و رف فرو افتاد؛ و او به پایین و پایین سقوط کرد. mizan_test_en_fa For he was gone, she thought gone, as he threatened, to kill himself to throw himself under a cart! آخر رفته بود، با خود گفت رفته تا خودش را همان طور که تهدید کرده بود بکشد تا خودش را زیر گاری بیندازد! mizan_test_en_fa But no; there he was; اما نه؛ آنجا بود؛ mizan_test_en_fa still sitting alone on the seat, in his shabby overcoat, his legs crossed, staring, talking aloud. هنوز تنها روی نیمکت نشسته بود، با پالتو نیمدارش، با پاهای بر هم انداخته، خیره، بلند بلند داشت حرف می‌زد. mizan_test_en_fa Men must not cut down trees. آدم‌ها نباید درخت‌ها را قطع کنند. mizan_test_en_fa There is a God. خدایی هست. mizan_test_en_fa He noted such revelations on the backs of envelopes. این مکاشفات را پشت پاکت‌ها می‌نوشت. mizan_test_en_fa Change the world. جهان را دگرگون کن. mizan_test_en_fa No one kills from hatred. هیچ کس از سر نفرت نمی‌کشد. mizan_test_en_fa Make it known به همه بگو mizan_test_en_fa he wrote it down . این را نوشت. mizan_test_en_fa He waited. صبر کرد. mizan_test_en_fa A sparrow perched on the railing opposite chirped Septimus, Septimus, four or five times over and went on, drawing its notes out, to sing freshly and piercingly in Greek words how there is no crime and, joined by another sparrow, they sang in voices prolonged and piercing in Greek words, from trees in the meadow of life beyond a river where the dead walk, how there is no death. گنجشکی نشسته بر نردة رو به رو جیک جیک کنان چهار یا پنج بار گفت سپتیموس، سپتیموس و ادامه داد، نغمه‌هایش را می‌کشید تا به زبان یونانی سر حال و نافذ بخواند که از جنایت خبری نیست و گنجشکی دیگر به او پیوست و هر دو با صدای کشدار و نافذ به زبان یونانی از فراز درختانی در مرغزار زندگی آن سوی رودی که مردگان از آن گذر می‌کنند خواندند که از مرگ خبری نیست. mizan_test_en_fa There was his hand دستش اینجا بود mizan_test_en_fa there the dead. مردگان آنجا بودند. mizan_test_en_fa White things were assembling behind the railings opposite. چیزهای سفیدی پشت نردة روبه رو جمع می‌آمدند. mizan_test_en_fa But he dared not look. اما جرئت نداشت نگاه کند. mizan_test_en_fa Evans was behind the railings! اونز پشت نرده‌ها بود! mizan_test_en_fa What are you saying? said Rezia suddenly, sitting down by him. رتزیا، کنارش که می‌نشست، ناگهان گفت داری چه می‌گویی mizan_test_en_fa Interrupted again! باز مزاحمش شده بود! mizan_test_en_fa She was always interrupting. همیشه مزاحمش می‌شد. mizan_test_en_fa Away from people they must get away from people, he said jumping up , right away over there, where there were chairs beneath a tree and the long slope of the park dipped like a length of green stuff with a ceiling cloth of blue and pink smoke high above, and there was a rampart of far irregular houses hazed in smoke, the traffic hummed in a circle, and on the right, dun coloured animals stretched long necks over the Zoo palings, barking, howling. از مردم دور شوید گفت از جا که می‌جهید، باید از مردم دور شوند، از آنجایی که صندلی‌ها زیر درختی بود و شیب طولانی پارک همچون قواره‌ای سبز با سقفی پارچه‌ای از دود آبی و صورتی بر کشیده بر بالایش بود و برج و باروی خانه‌های دور و نامنظم بود، فرو رفته در غبار دود، صدای آمد شد در میدانی مترنم بود و در سمت راست حیوانات قهوه‌ای خاکستری رنگ گردن‌های درازشان را از بالای حصار باغ وحش دراز می‌کردند، پارس می‌کردند، زوزه می‌کشیدند. mizan_test_en_fa There they sat down under a tree. آنجا زیر یک درخت نشسته بودند. mizan_test_en_fa Look, she implored him, pointing at a little troop of boys carrying cricket stumps, and one shuffled, spun round on his heel and shuffled, as if he were acting a clown at the music hall. گروه کوچک پسربچه‌هایی را نشانش دا با چوب‌های کریکت و یکی که پاکشان می‌رفت و روی نگاه کن: ملتمسانه گفت پاشنه می‌چرخید و پاکشان می‌رفت، انگار که در تماشاخانه دلقکی می‌کند. mizan_test_en_fa Look, she implored him ملتمسانه گفت نگاه کن mizan_test_en_fa for Dr. Holmes had told her to make him notice real things, go to a music hall, play cricket that was the very game, Dr. Holmes said, a nice out of door game, the very game for her husband. چون دکتر هولمز گفته بود کاری کند که او به چیزهای واقعی توجه کند، به کنسرت برود، کریکت بازی کند دکتر هولمز می‌گفت دقیقا همین بازی، بازی در هوای آزاد، همین بازی به درد شوهرش می‌خورد. mizan_test_en_fa Look, she repeated. باز گفت نگاه کن mizan_test_en_fa Look the unseen bade him, the voice which now communicated with him who was the greatest of mankind, Septimus, lately taken from life to death, the Lord who had come to renew society, who lay like a coverlet, a snow blanket smitten only by the sun, for ever unwasted, suffering for ever, the scapegoat, the eternal sufferer نگاه کن، آن نادیده به او فرمان می‌داد، صدایی که حال با او ارتباط داشت که بزرگ‌ترین بشر در میان نوع بشر بود، سپتیموس که به تازگی از زندگی کنده و به مرگ برده شده بود، خداوندی که آمده بود تا جامعه را نو کند که همچون رواندازی افتاده بود، لحاف برفی که فقط خورشید بر آن می‌کوبید، جاودانه بی زوال، جاودانه در رنج، بلا رگدان، رنجبر ابدی. mizan_test_en_fa but he did not want it, he moaned, putting from him with a wave of his hand that eternal suffering, that eternal loneliness. اما نمی‌خواست، ناله کرد، با حرکت دستش آن رنج ابدی، آن تنهایی ابدی را از خود دور کرد. mizan_test_en_fa for he must not talk aloud to himself out of doors. آخر نبایست بیرون از خانه بلند با خودش حرف می‌زد. mizan_test_en_fa Look, she repeated باز گفت نگاه کن mizan_test_en_fa But what was there to look at? اما چیزی نبود که نگاه کند؟ mizan_test_en_fa A few sheep. چندتایی گوسفند. mizan_test_en_fa That was all. همین. mizan_test_en_fa Oh look, she implored him. ملتمسانه گفت وای، نگاه کن mizan_test_en_fa The way to Regent's Park Tube station could they tell her the way to Regent's Park Tube station از کدام طرف باید به ایستگاه متروی ریجنتز پارک رسید می‌شود لطفا بگویید راه ایستگاه متروی ریجنتز پارک رسید mizan_test_en_fa Maisie Johnson wanted to know. میزی جانسن بود که می‌پرسید. mizan_test_en_fa She was only up from Edinburgh two days ago. تازه دو روز پیش از ادینبورگ آمده بود. mizan_test_en_fa Not this way over there! از این طرف نه از آن طرف mizan_test_en_fa waving her aside, lest she should see Septimus. و او را کنار کشید، مبادا سپتیموس را ببیند.! mizan_test_en_fa Rezia exclaimed, رتزیا بلند گفت mizan_test_en_fa Both seemed queer, Maisie Johnson thought. میزی جانسن با خود گفت هر دوشان عجیب به نظر می‌رسند. mizan_test_en_fa Everything seemed very queer. همه چیز در نظرش خیلی عجیب بود mizan_test_en_fa In London for the first time, come to take up a post at her uncle's in Leadenhall Street اولین بارش بود که به لندن آمده بود تا کاری در فروشگاه عمویش در خیابان لیدن هال بگیرد. mizan_test_en_fa and now walking through Regent's Park in the morning, this couple on the chairs gave her quite a turn و صبح که از ریجنتز پارک می‌گذشت، این زوج نشسته بر صندلی زهره ترکش کردند. mizan_test_en_fa the young woman seeming foreign, the man looking queer ظاهر زن جوان به خارجی‌ها می‌ماند، مرد ظاهری عجیب داشت mizan_test_en_fa so that should she be very old she would still remember and make it jangle again among her memories how she had walked through Regent's Park on a fine summer's morning fifty years ago. طوری که اگر خیلی هم پیر می‌شد همچنان او را به یاد می‌آورد و آن روز آفتابی تابستان پنجاه سال پیش را که از ریجنتز پارک عبور کرده بود با صدایی تیز از میان خاطراتش بر می‌انگیخت. mizan_test_en_fa For she was only nineteen and had got her way at last, to come to London; آخر فقط نوزده سال داشت و بالاخره توانسته بود حرفش را پیش ببرد، به لندن آمده بود. mizan_test_en_fa and now how queer it was, this couple she had asked the way of, and the girl started and jerked her hand, and the man he seemed awfully odd; و حالا چه عجیب بود، این زوجی که نشانی را از آن‌ها پرسیده بود و دختر که یکه خورده بود و دستش را کشیده بود و مرد ظاهر خیلی عجیبی داشت. mizan_test_en_fa quarrelling, perhaps; شاید دعوایشان شده بود؛ mizan_test_en_fa parting for ever, perhaps; داشتند برای همیشه از هم جدا می‌شدند، شاید؛ mizan_test_en_fa something was up, she knew; می‌دانست خبری هست؛ mizan_test_en_fa and now all these people for she returned to the Broad Walk , the stone basins, the prim flowers, the old men and women, invalids most of them in Bath chairs all seemed, after Edinburgh, so queer. و حالا همة این آدم‌ها آخر باز به گذر اصلی برگشته بود، حوضچه‌های سنگی، گل‌های شق و رق، مردان و زنان کهنسال، بیشتر شان علیل در صندلی‌های چرخدار همه بعد از ادینبورگ بسیار عجیب بودند. mizan_test_en_fa And Maisie Johnson, as she joined that gently trudging, vaguely gazing, breeze kissed company squirrels perching and preening, sparrow fountains fluttering for crumbs, dogs busy with the railings, busy with each other, while the soft warm air washed over them and lent to the fixed unsurprised gaze with which they received life something whimsical and mollified Maisie Johnson positively felt she must cry Oh! و میزی جانسن به آن جماعت آهسته پاکشان، با نگاهی اندک خیره، زیر بوسة نسیم که می‌پیوست سنجاب‌ها بر شاخه می‌نشستند و خود را تمیز می‌کردند، دسته‌های مشوش گنجشکان پرپرزنان به دنبال خرده‌های نان، سگ‌های مشغول با نرده‌ها، مشغول به هم آن گاه که هوای گرم و مطبوع آن‌ها را در بر می‌گرفت و به آن نگاه ثابت بری از غافلگیری که با آن پذیرای زندگی می‌شدند، چیزی می‌داد بازیگوشانه و تسکین یافته میزی جانسن قاطعانه احساس می‌کرد باید فریاد بزند وای! mizan_test_en_fa for that young man on the seat had given her quite a turn. آخری آن مرد جوان روی صندلی زهره ترکش کرده بود. mizan_test_en_fa Something was up, she knew. می‌دانست خبری هست. mizan_test_en_fa Horror! she wanted to cry. دلش می‌خواست فریاد بزند، وحشت! mizan_test_en_fa horror! وحشت! mizan_test_en_fa She had left her people; مردم خود را ترک کرده بود؛ mizan_test_en_fa they had warned her what would happen. به او هشدار داده بودند که این طور خواهد شد. mizan_test_en_fa Why hadn't she stayed at home? فریاد زد که چرا همان خانه‌ام نماندم؟ mizan_test_en_fa she cried, twisting the knob of the iron railing. و دستگیرة نرده آهنی را چرخاند. mizan_test_en_fa That girl, thought Mrs. Dempster who saved crusts for the squirrels and often ate her lunch in Regent's Park , don't know a thing yet; خانم دمستر که خرده‌های نان را برای سنجاب‌ها نگه می‌داشت و اغلب ناهارش را در ریجنتز پارک می‌خورد با خود گفت دخترک هنوز از هیچ چیزی خبر ندارد. mizan_test_en_fa and really it seemed to her better to be a little stout, a little slack, a little moderate in one's expectations. و واقعا هم به نظر او بهتر بود توقعات آدم کمی قاطع، کمی سهلگیرانه، کمی معتدل باشد. mizan_test_en_fa Percy drank. پرسی مشروب می‌خورد. mizan_test_en_fa Well, better to have a son, thought Mrs. Dempster. خانم دمستر با خود گفت، خوب، پسر داشتن بهتر است. mizan_test_en_fa She had had a hard time of it, and couldn't help smiling at a girl like that. دوران سختی را گذرانده بود و نمی‌توانست جلو لبخند زدنش را به دختری مثل او بگیرد. mizan_test_en_fa You'll get married, for you're pretty enough, thought Mrs. Dempster. خانم دمستر در دل گفت، شوهر می‌کنی، آخر بر و روی خوبی داری. mizan_test_en_fa Get married, she thought, and then you'll know. در دل گفت، شوهر که کردی می‌فهمی mizan_test_en_fa Oh, the cooks, and so on. وای، آشپزها و از این حرف‌ها. mizan_test_en_fa Every man has his ways. هر مردی خلق و خوی خود را دارد. mizan_test_en_fa But whether I'd have chosen quite like that if I could have known, thought Mrs. Dempster, and could not help wishing to whisper a word to Maisie Johnson خانم دمستر در دل گفت، اما اگر از قبل می‌دانستم، همین انتخاب را می‌کردم یا نه و دلش می‌خواست کلمه‌ای در گوش میزی جانسن بگوید. mizan_test_en_fa to feel on the creased pouch of her worn old face the kiss of pity. بر کیسة پر چروک صورت فرسودة پیرش بوسة ترحم را احساس کند. mizan_test_en_fa For it's been a hard life, thought Mrs. Dempster. خانم دمستر در دل گفت، آخر زندگی سختی بود. mizan_test_en_fa What hadn't she given to it? چه‌ها که برای این زندگی نداده بود! mizan_test_en_fa Roses; figure; her feet too. گل گونه‌هایش؛ تناسب اندامش؛ و پاهایش هم. mizan_test_en_fa She drew the knobbed lumps beneath her skirt. دو گلولة گره گره را به زیر دامنش کشاند. mizan_test_en_fa Roses, she thought sardonically. به تمسخر در دل گفت، گل و بلبل. mizan_test_en_fa All trash, m'dear. همه‌اش مزخرفات است، عزیز جان. mizan_test_en_fa For really, what with eating, drinking, and mating, the bad days and good, life had been no mere matter of roses, and what was more, let me tell you, Carrie Dempster had no wish to change her lot with any woman's in Kentish Town! آخر راستش را بخواهی، با آن خوردن‌ها، نوشیدن‌ها و جفت گیری‌ها، روزهای خوب وبد، زندگی اصلا همه‌اش گل و بلبل نبوده و تازه، بگذار به‌ات بگویم، کری دمستر حاضر نبود سرنوشتش را با هیچ زنی در کنتیش تاون عوض کند! mizan_test_en_fa But, she implored, pity. اما ملتمسانه می‌گفت حیف. mizan_test_en_fa Pity, for the loss of roses. حیف از گل گونه‌ها که از دست رفتند. mizan_test_en_fa Pity she asked of Maisie Johnson, standing by the hyacinth beds. از میزی جانسن که کنار باغچه‌های سنبل ایستاده بود، می‌خواست بر او ترحم کند. mizan_test_en_fa but that aeroplane! اما آن هواپیما چه! mizan_test_en_fa Hadn't Mrs. Dempster always longed to see foreign parts? مگر خانم دمستر همیشه دلش نمی‌خواست خارج را ببیند؟ mizan_test_en_fa She had a nephew, a missionary. برادرزاده‌ای داشت که مبلغ مذهبی بود. mizan_test_en_fa It soared and shot. هواپیما اوج می‌گرفت و برق آسا می‌رفت. mizan_test_en_fa She always went on the sea at Margate, not out o' sight of land همیشه به مارگیت می‌رفت، به دریا، نه اینکه خیلی از ساحل دور شود. mizan_test_en_fa but she had no patience with women who were afraid of water. اما تحمل زنانی را نداشت که از آب می‌ترسیدند. mizan_test_en_fa It swept and fell. که هجوم می‌آورد و فرو می‌نشست. mizan_test_en_fa Her stomach was in her mouth. قلبش می‌خواست از سینه درآید. mizan_test_en_fa Up again. باز بالا می‌آمد. mizan_test_en_fa There's a fine young feller aboard of it, Mrs. Dempster wagered, and away and away it went, fast and fading, away and away the aeroplane shot; خانم دمستر با خود شرط بست که مرد جوانی سوار هواپیماست و می‌رفت و می‌رفت، سریع و ناپدید از چشم، دور و دور هواپیما مثل برق می‌رفت: بر فراز گرینیچ و تمامی دکل‌ها اوج می‌گرفت. mizan_test_en_fa soaring over Greenwich and all the masts; over the little island of grey churches, St. Paul's and the rest till, on either side of London, fields spread out and dark brown woods where adventurous thrushes hopping boldly, glancing quickly, snatched the snail and tapped him on a stone, once, twice, thrice. بر فراز آن جزیرة کوچک کلیساهای خاکستری، سنت پل و بقیه تا آنکه در دو طرف لندن دشت‌ها می‌گستردند و جنگل‌های قهوه‌ای تیره، طرقه‌های ماجراجو، جسورانه در جست و خیز، با نگاه‌های شتابزده، حلزون را می‌ربودند و بر سنگ می‌کوفتند، یک بار، دو بار، سه بار. mizan_test_en_fa Away and away the aeroplane shot, till it was nothing but a bright spark; an aspiration; a concentration; هواپیما مثل برق دور و دورتر می‌شد تا وقتی که جز اخگری براق نبود؛ اشتیاقی، تمرکزی. mizan_test_en_fa a symbol so it seemed to Mr. Bentley, vigorously rolling his strip of turf at Greenwich of man's soul; نمادی از به نظر آقای بنتلی که با حرارت داشت باریکه‌ای از چمن حیاط خانه‌اش را در گرینیچ لوله می‌کرد روح انسان. mizan_test_en_fa of his determination, thought Mr. Bentley, sweeping round the cedar tree, to get outside his body, beyond his house, by means of thought, Einstein, speculation, mathematics, the Mendelian theory away the aeroplane shot. عزم آن، آقای بنتلی، دور درخت سرو را که جارو می‌کرد، با خود گفت، برای رستن از تن، برون جستن از ماوایش، به مدد اندیشه، اینشتین، گمان زنی، زیاضیات، نظریة مندل هواپیما مثل برق دور می‌شد. mizan_test_en_fa Then, while a seedy looking nondescript man carrying a leather bag stood on the steps of St. Paul's Cathedral, and hesitated, for within was what balm, how great a welcome, how many tombs with banners waving over them, tokens of victories not over armies, but over, he thought, that plaguy spirit of truth seeking which leaves me at present without a situation, and more than that, the cathedral offers company, he thought, invites you to membership of a society; آن وقت، همان موقع که مردی معمولی با سر و وضعی ژولیده کیفی چرمی به دست بر پله‌های کلیسای جامع سنت پل ایستاد، دودل که آخر مگر در داخل چه مرهمی هست، چه استقبال باشکوهی، چند مقبره با بیرق‌هایی افراشته بر فرازشان، به نشانة فاتح شدن نه بر لشکرها که به اعتقاد او، بر آن روح حقیقت جوی در عذاب که اینک مایة بیکاری‌ام شده است و مهم‌تر اینکه کلیسا، با خود گفت، مصاحبت آدم‌ها را فراهم می‌آورد، آدم را به پیوستن به یک جامعه می‌خواند. mizan_test_en_fa great men belong to it; martyrs have died for it; مصاحبت آدم‌ها را فراهم می‌آورد، آدم را به پیوستن به یک جامعه می‌خواند. mizan_test_en_fa why not enter in, he thought, put this leather bag stuffed with pamphlets before an altar, a cross, the symbol of something which has soared beyond seeking and questing and knocking of words together and has become all spirit, disembodied, ghostly why not enter in? مردان بزرگی به آن تعلق دارند؛ شهیدانی در راهش جان باخته‌اند؛ با خود گفت، چرا داخل نشوم و کیف چرمی انباشته از جزوه را جلو محرابی گذاشت، صلیبی، نماد چیزی که اوج گرفته بود فراتر از دسترس جستجو و طلب و سر هم کردن کلمات و همه روح شده بود، بی جسم، شبح وار با خود گفت چرا داخل نشوم؟ mizan_test_en_fa he thought and while he hesitated out flew the aeroplane over Ludgate Circus. و همان طور که مردد مانده بود، هواپیما از فراز میدان لادگیت گذشت. mizan_test_en_fa It was strange; عجیب بود؛ mizan_test_en_fa it was still. بی صدا بود. mizan_test_en_fa Not a sound was to be heard above the traffic. هیچ صدایی را نمی‌شد در صدای آمدشد اتومبیل‌ها شنید. mizan_test_en_fa Unguided it seemed; به نظر می‌رسید هدایت نمی‌شود. mizan_test_en_fa sped of its own free will. به اراده‌ی خود به سرعت می‌رفت. mizan_test_en_fa The hall of the house was cool as a vault. سرسرای خانه چون سرداب خنک بود. mizan_test_en_fa Mrs. Dalloway raised her hand to her eyes, and, as the maid shut the door to, and she heard the swish of Lucy's skirts, she felt like a nun who has left the world and feels fold round her the familiar veils and the response to old devotions. خانم دلوی دست به سوی چشمانش بلند کرد و صفیر دامن لوسی را شنید وقتی که مستخدمه ذر را می‌بست، احساس کرد راهبه‌ای است که جهان را وانهاده و احساس می‌کند حجاب‌های آشنا و پاسخ به باورهای قدیمی به دورش می‌پیچد. mizan_test_en_fa The cook whistled in the kitchen. آشپز در آشپزخانه سوت می‌زد. mizan_test_en_fa She heard the click of the typewriter. صدای تق تق ماشین تحریر را شنید. mizan_test_en_fa It was her life زندگی او بود mizan_test_en_fa and, bending her head over the hall table, she bowed beneath the influence, felt blessed and purified, saying to herself, as she took the pad with the telephone message on it, how moments like this are buds on the tree of life, flowers of darkness they are, she thought و سر خم کرده بر میز سرسرا، زیر این تأثیر خم شد، دسته‌ی یادداشت را با پیغام تلفنی که بر می‌داشت با خود گفت: احساس می‌کند تبرک و تطهیر شده است و در دل گفت، چطور لخظاتی چون این جوانه‌های درخت زندگی‌اند، گل‌های ظلمت اند. mizan_test_en_fa as if some lovely rose had blossomed for her eyes only گویی گل رز زیبایی فقط در برابر دیدگان او شکفته باشد mizan_test_en_fa not for a moment did she believe in God; حتی لحظه‌ای هم خدا را باور نداشته بود؛ mizan_test_en_fa but all the more, she thought, taking up the pad, must one repay in daily life to servants, yes, to dogs and canaries, above all to Richard her husband, who was the foundation of it of the gay sounds, of the green lights, of the cook even whistling, for Mrs. Walker was Irish and whistled all day long one must pay back from this secret deposit of exquisite moments, she thought, lifting the pad, while Lucy stood by her, trying to explain how Mr. Dalloway, ma'am امایادداشت را که برمیداشت؛ با خود گفت: بیشتر و بیشتر باید در زندگی روزمره در حق سگ‌ها و قناری‌ها و مهم‌تر از همه ریچارد، همسرش که بنیان همه‌ی این‌ها بود صداهای شادمانه، چراغ‌های سبز، آشپز که سوت می‌زد، آخر خانم واکر ایرلندی بود و تمام روز سوت می‌زد دسته‌ی یادداشت‌ها را که برمی داشت، در دل گفت باید از این ودیعه‌ی پنهان لحظات درخشان جبران کرد و لوسی که کنارش ایستاده بود و می‌خواست توضیح دهد که خانم، آقای دلوی mizan_test_en_fa Clarissa read on the telephone pad, Lady Bruton wishes to know if Mr. Dalloway will lunch with her to day. کلاریسا روی دسته‌ی یادداشت‌های تلفنی خواند: لیدی بروتن مابل اند بدانند آقای دلوی امروز با ایشان ناهار می‌خورند؟ mizan_test_en_fa Mr. Dalloway, ma'am, told me to tell you he would be lunching out. خانم آقای دلوی گفتند به شما بگویم که ناهار را بیرون می‌خورند. mizan_test_en_fa Dear! said Clarissa کلاریسا گفت: ای داد! mizan_test_en_fa and Lucy shared as she meant her to her disappointment و لوسی در این احساس سرخوردگی او سهیم شد چنان که خود او می‌خواست. mizan_test_en_fa but not the pang اما نه درد mizan_test_en_fa felt the concord between them; هماهنگی میان آن دو را احساس کرد، mizan_test_en_fa took the hint; اشاره را گرفت؛ mizan_test_en_fa thought how the gentry love; با خود گفت که ببین آدم‌های پولدار چطور به هم عشق می‌ورزند؛ mizan_test_en_fa gilded her own future with calm; آینده‌ی خود را با آرامش تذهیب کرد؛ mizan_test_en_fa and, taking Mrs. Dalloway's parasol, handled it like a sacred weapon which a Goddess, having acquitted herself honourably in the field of battle, sheds, and placed it in the umbrella stand. و چتر آفتابی خانم دلوی را گرفت، همچون سلاحی مقدس که الهه‌ای بر زمین می‌گذارد، از پس آنکه با افتخار در میدان نبرد وظیفه‌اش را انجام داد، آن را به دست گرفت و در جا چتری گذاشت. mizan_test_en_fa Fear no more, said Clarissa. کلاریسا گفت: دیگر مهراس mizan_test_en_fa Fear no more the heat o' the sun; دیگر مهراس از گرمای خورشید؛ mizan_test_en_fa for the shock of Lady Bruton asking Richard to lunch without her made the moment in which she had stood shiver, آخر این ضربه که لیدی بروتن ریچارد را بدون او به ناهار دعوت کرده بود، آن لحظه‌ای را که در آن ایستاده بود لرزاند. mizan_test_en_fa as a plant on the river bed feels the shock of a passing oar and shivers مثل گیاهی بر بستر رود که ضربه‌ی پارویی در گذر را می‌گردد و می‌لرزد. mizan_test_en_fa so she rocked او نیز چنین مرتعش شده بود. mizan_test_en_fa so she shivered. او نیز چنین به لرزه افتاده بود. mizan_test_en_fa Millicent Bruton, whose lunch parties were said to be extraordinarily amusing, had not asked her. میلیسنت بروتن که می‌گفتند در مهمانی‌های ناهارش به غایت جالب اند، او را دعوت نکرده بود. mizan_test_en_fa No vulgar jealousy could separate her from Richard. هیچ حسادت مبتذلی نمی‌توانست او را از ریچارد جدا کند. mizan_test_en_fa But she feared time itself, and read on Lady Bruton's face اما از خود زمان می‌ترسید و بر صورت لیدی بروتن mizan_test_en_fa as if it had been a dial cut in impassive stone, the dwindling of life; گویی صفحه‌ی ساعتی کنده بر سنگ سرد، تحلیل رفتن زندگی را می‌خواند. mizan_test_en_fa how year by year her share was sliced که چگونه سال از پی سال سهم او برش می‌خورد. mizan_test_en_fa how little the margin that remained was capable any longer of stretching, of absorbing, as in the youthful years, the colours, salts, tones of existence, so that she filled the room she entered, and felt often as she stood hesitating one moment on the threshold of her drawing room, an exquisite suspense, such as might stay a diver before plunging while the sea darkens and brightens beneath him, and the waves which threaten to break, but only gently split their surface, roll and conceal and encrust as they just turn over the weeds with pearl. که حاشیه‌ای که مانده بود دیگر چه اندک گنجایش کش آمدن، در آشامیدن رنگ‌ها، لطف چیزها، سایه روشن‌های هستی را داشت، بر خاتف ساله‌ای جوانی که از آستانه‌ی در که می‌گذشت، اتاق را پر می‌کرد و اغلب همانطور که مردد لحظه‌ای بر آستانه‌ی اتاق پذیرایی خود می‌ایستاد، دستخوش احساس تعلیقی ناب می‌شد، همانطور که غواصی ممکن است پیش از شیرجه زدن در دریا درنگ کند و دریا آن پایین تیره شود و روشن شود و موج‌ها که بیم فروپاشیدنشان می‌رود فقط به ملایمت رویه‌ی خویش را بشکافند و بغلتند و پنهان کنند رویه ببندند آنگاه که علف‌ها را با مروارید زیرورو می‌کنند. mizan_test_en_fa She put the pad on the hall table. دسته‌ی یادداشت را روی میز سرسرا گذاشت. mizan_test_en_fa She began to go slowly upstairs, with her hand on the bannisters, as if she had left a party, where now this friend now that had flashed back her face, her voice آهسته، دست بر نرده، از پله‌ها بالا رفت، انگار که از مهمانی ای بیرون آمده باشد که در آن گاه این دوست و گاه آن یک چهره‌ی او، صدای او را در گذشته نشانش داده باشند. mizan_test_en_fa had shut the door and gone out and stood alone, a single figure against the appalling night, or rather, to be accurate, against the stare of this matter of fact June morning; در را بسته بود و بیرون رفته بود و تنها ایستاده بود، پیکری تنها در برابر شب هراس انگیز، یا بهتر، دقیق‌تر، در برابر نگاه خیره‌ی این صبح معقول ماه ژوئن. mizan_test_en_fa soft with the glow of rose petals for some, she knew, and felt it, as she paused by the open staircase window which let in blinds flapping, dogs barking, let in, she thought, feeling herself suddenly shrivelled, aged, breastless, the grinding, blowing, flowering of the day, out of doors, out of the window در نظر برخی پرلطافت از فروزش گلبرگ‌های گل رز، این را می‌دانست، احساس می‌کرد کنار پنجره‌ی باز پاگرد پله‌ها که کرکره‌ها را بال زنان به درون راه می‌داد، عوعوی سگ‌ها را مکث که کرد با احساس اینکه ناگهان مچاله شده، پیر شده، با سینه‌ی تخت، در دل گفت که ساییدن، وزیدن، شکفتن روز را بیرون درها، بیرون پنجره، به درون راه می‌دهد. mizan_test_en_fa out of her body and brain which now failed, since Lady Bruton, whose lunch parties were said to be extraordinarily amusing, had not asked her. بیرون از بدن و ذهن او که حال درمانده بود چون لیدی بروتن که می‌گفتند مهمانی‌های ناهارش به غایت جالب اند او را دعوت نکرده بود. mizan_test_en_fa Like a nun withdrawing, or a child exploring a tower, she went upstairs, paused at the window, came to the bathroom. همچون راهبه‌ای به جانب خلوتگاه، یا کودکی به اکتشاف یک برج، از پله‌ها بالا رفت، کنار پنجره درنگی کرد، وارد حمام شد. mizan_test_en_fa There was the green linoleum and a tap dripping. این هم کفپوش سبز و شیری که چکه می‌کرد. mizan_test_en_fa There was an emptiness about the heart of life; an attic room. قلب زندگی حفره‌ای داشت؛ اتاق زیر شیروانی ای. mizan_test_en_fa Women must put off their rich apparel. زنان باید جامه‌های گرانبها را از تن به در آورند. mizan_test_en_fa At midday they must disrobe. ظهر گاهان باید جامه‌ها را بکنند. mizan_test_en_fa She pierced the pincushion and laid her feathered yellow hat on the bed. سنجاق را در بالشتک فرو کرد و کلاهش را با آن پرهای زردش روی تختخواب گذاشتو ملافه‌ها تمیز بودند. mizan_test_en_fa The sheets were clean, tight stretched in a broad white band from side to side. چون نوار پهن سفیدی از این سو تا آن سوی تخت محکم کشیده شده بودند. mizan_test_en_fa Narrower and narrower would her bed be. تختخوابش باریک‌تر و باریک‌تر خواهد شد. mizan_test_en_fa The candle was half burnt down and she had read deep in Baron Marbot's Memoirs. شمع تا نیمه سوخته بود و بخش اعظم خاطراات بارون ماریو را خوانده بود. mizan_test_en_fa She had read late at night of the retreat from Moscow. دیروقت شب عقب نشینی از مسکو را خوانده بود. mizan_test_en_fa For the House sat so long that Richard insisted, after her illness, that she must sleep undisturbed. آخر جلسات مجلس چنان تا دیروقت به درازا می‌کشید که ریچارد، بعد از بیماری او، اصرار کرده بود که باید بدون مزاحمت بخوابد. mizan_test_en_fa And really she preferred to read of the retreat from Moscow. و واقعا هم ترجیح می‌داد ماجرای عقب نشینی از مسکو را بخواند. mizan_test_en_fa He knew it. این را می‌دانست. mizan_test_en_fa So the room was an attic اتاق زیر شیروانی برای همین بود. mizan_test_en_fa the bed narrow تخت باریک بود. mizan_test_en_fa and lying there reading, for she slept badly, she could not dispel a virginity preserved through childbirth which clung to her like a sheet. و آنجا که دراز می‌کشید و می‌خواند، آخر بدخواب بود، نمی‌توانست احساس بکارتی را از خود دور کند که با زایمان هم باقی مانده بود و مثل لفاف به او چسبیده بود. mizan_test_en_fa Lovely in girlhood, suddenly there came a moment for example on the river beneath the woods at Clieveden when, through some contraction of this cold spirit, she had failed him. دلربا در دخترانگی، ناگهان لحظه‌ای آمد مثلا روی رود زیر پای جنگل در کلیودن که به دلیل انقباض این روح سرد، نتوانسته بود به خواهش ریچارد پاسخ دهد. mizan_test_en_fa And then at Constantinople, and again and again. و بعد در قسطنطنیه و دوباره و دوباره. mizan_test_en_fa She could see what she lacked. می‌توانست بفهمد که چه کم دارد. mizan_test_en_fa It was not beauty زیبایی نبود. mizan_test_en_fa it was not mind. شعور نبود. mizan_test_en_fa It was something central which permeated چیزی بود اساسی که منتشر می‌شد. mizan_test_en_fa something warm which broke up surfaces and rippled the cold contact of man and woman, or of women together. چیزی گرم که رویه‌ها را می‌شکافت و در تماس سرد مرد و زن، زنان با هم موج می‌انداخت. mizan_test_en_fa For THAT she could dimly perceive. آخر این یکی را به ابهام می‌توانست ادراک کند. mizan_test_en_fa She resented it, had a scruple picked up Heaven knows where, or, as she felt, sent by Nature who is invariably wise ; مایه‌ی بیزاری‌اش بود، مشغله‌ای ذهنی داشت که خدا می‌داند از کجا آمده بود یا چنان که خود احساس می‌کرد، طبیعت این هماره خردمند نصیبش کرده بود. mizan_test_en_fa yet she could not resist sometimes yielding to the charm of a woman, not a girl, of a woman confessing, as to her they often did, some scrape, some folly. در هر حال گاه نمی‌توانست بر وسوسه‌ی تسلیم به جذابیت یک زن، نه یک دختر، غلبه کند، زنی که نزد او، چنان که اغلب می‌کردند، به مخمصه‌ای، دیوانگی ای اعتراف می‌کرد. mizan_test_en_fa And whether it was pity, or their beauty, or that she was older, or some accident like a faint scent, or a violin next door so strange is the power of sounds at certain moments , she did undoubtedly then feel what men felt. و چه ناشی از ترحم بود، چه زیبایی آن‌ها، یا مسن‌تر بودن خودش، یا بر حسب تصادف مثل رایحه‌ای خفیف، یا ویولن همسایه قدرت اصوات در لحظاتی خاص چه غریب است بی شک آن زمان همان را احساس می‌کرد که مردان احساس می‌کردند. mizan_test_en_fa Only for a moment فقط یک لحظه mizan_test_en_fa but it was enough. اما همین کافی نبود. mizan_test_en_fa It was a sudden revelation, a tinge like a blush which one tried to check and then, as it spread, one yielded to its expansion, and rushed to the farthest verge and there quivered and felt the world come closer مکاشفه‌ای ناگهانی بود، ته رنگی مثل گل انداختن گونه که آدم تلاش می‌کند جلوش را بگیرد و بعد، وقتی پخش می‌شود، آدم به گسترش آن تسلیم می‌شود و به دورترین لبه می‌شتابد و آنجا می‌لرزد و احساس می‌کند جهان نزدیک‌تر می‌آید. mizan_test_en_fa swollen with some astonishing significance, some pressure of rapture, which split its thin skin and gushed and poured with an extraordinary alleviation over the cracks and sores! آبستن معنایی حیرت انگیز، جوری فشار وجد که پوسته نازکش را می‌شکافد و بیرون می‌زند و با قدرت التیامی خارق العاده بر ترک‌ها و ناسوری‌ها فرو می‌ریزد. mizan_test_en_fa Then, for that moment, she had seen an illumination بعد، در همان لحظه نوری دیده بود mizan_test_en_fa a match burning in a crocus کبریتی فروزان در گل زعفران. mizan_test_en_fa an inner meaning almost expressed. معنایی درونی که بفهمی نفهمی عنوان شده است. mizan_test_en_fa But the close withdrew اما آنچه نزدیک بود عقب می‌نشست؛ mizan_test_en_fa the hard softened. آنچه سخت بود نرم می‌شد؛ mizan_test_en_fa It was over تمام می‌شد … mizan_test_en_fa the moment. آن لحظه mizan_test_en_fa Against such moments with women too there contrasted as she laid her hat down the bed and Baron Marbot and the candle half burnt. در مقابل چنین لحظه‌هایی با زنان نیز تختخواب بود کلاهش را که بر تخت می‌گذاشت و بارون ماربو و شمع نیم سوخته، بیدار دراز کشیده بر تخت. mizan_test_en_fa Lying awake, the floor creaked کف اتاق جیر جیر می‌کرد mizan_test_en_fa the lit house was suddenly darkened, and if she raised her head she could just hear the click of the handle released as gently as possible by Richard, who slipped upstairs in his socks خانه روشن ناگهان تاریک می‌شد و اگر سر از بالش بلند می‌کرد می‌توانست صدای تق ضعیف دستگیره را بشنود که ریچارد که پاورچین بدون کفش به بالای پله‌ها آمده بود، آن را بسیار آهسته رها می‌کرد. mizan_test_en_fa and then, as often as not, dropped his hot water bottle and swore! و بعد بیشتر وقت‌ها کیسه آب گرم از دستش رها می‌شد و ناسزایی می‌گفت! mizan_test_en_fa How she laughed! کلاریسا چقدر می‌خندید! mizan_test_en_fa But this question of love she thought, putting her coat away , this falling in love with women. اما این قضیه عشق کتش را که در می‌آورد در دل گفت، این عاشق زن‌ها شدن. mizan_test_en_fa Take Sally Seton مثلا سلی سیتن mizan_test_en_fa her relation in the old days with Sally Seton. رابطه‌اش در آن قدیم‌ها با سلی سیتن mizan_test_en_fa Had not that, after all, been love? یعنی عشق نبود؟ mizan_test_en_fa She sat on the floor روی زمین نشست mizan_test_en_fa that was her first impression of Sally اولین تصویرش از سلی این بود mizan_test_en_fa she sat on the floor with her arms round her knees, smoking a cigarette. روی زمین نشسته بود با دستانی حلقه شده به دور زانوانش، سیگار می‌کشید. mizan_test_en_fa Where could it have been? یعنی کجا بود؟ mizan_test_en_fa The Mannings? خانه منینگ‌ها؟ mizan_test_en_fa The Kinloch Jones's? خانه کینلاچ جونزها؟ mizan_test_en_fa At some party where, she could not be certain , for she had a distinct recollection of saying to the man she was with, Who is THAT? در یک مهمانی آخر نمی‌توانست به یاد بیاورد چون خاطره دوری داشت که به مرد همراهش گفته بود این دیگر کیست؟ mizan_test_en_fa And he had told her, and said that Sally's parents did not get on how that shocked her that one's parents should quarrel! . و مرد گفته بود، گفته بود والدین سلی با هم نمی‌سازند و چقدر یکه خورده بود پدر و مادر آدم با هم دعوا کنند!. mizan_test_en_fa But all that evening she could not take her eyes off Sally. اما تمام آن شب نتوانسته بود چشم از سلی بردارد. mizan_test_en_fa It was an extraordinary beauty of the kind she most admired, dark, large eyed, with that quality which, since she hadn't got it herself, she always envied زیباییش از آن نوع خارق العاده‌ای بود که بیش از همه می‌ستود، چشمان درشت تیره، با آن کیفیتی که چون خود از آن بی بهره بود، همیشه مایه رشک او بود. mizan_test_en_fa a sort of abandonment, as if she could say anything, do anything یک جور لاقیدی، انگار از او بر می‌آمد هر حرفی بزند، هر کاری بکند. mizan_test_en_fa a quality much commoner in foreigners than in Englishwomen. کیفیتی که در میان خارجی‌ها معمول‌تر است تا زنان انگیلسی. mizan_test_en_fa Sally always said she had French blood in her veins, an ancestor had been with Marie Antoinette, had his head cut off, left a ruby ring. سلی همیشه می‌گفت که خون فرانسوی در رگ‌هایش جریان دارد، یکی از اجداد ذکورش با ماری آنتوانت سر و سر داشته، او را گردن زده بودند، انگشتر عقیقی از او مانده بود. mizan_test_en_fa Perhaps that summer she came to stay at Bourton, walking in quite unexpectedly without a penny in her pocket, one night after dinner, and upsetting poor Aunt Helena to such an extent that she never forgave her. شاید آن تابستان که آمده بود در برتون بماند، کاملا سرزده؛ یک شب بعد از شام، بی اینکه دیناری در جیب داشته باشد، وارد شده بود و عمه هلنای بیچاره را به حدی آشفته کرده بود که هرگز او را نبخشید. mizan_test_en_fa There had been some quarrel at home. در خانه‌شان دعوای سختی به راه افتاده بود. mizan_test_en_fa She literally hadn't a penny that night when she came to them آن شب که به سراغشان آمد، پشیزی به همراه نداشت … mizan_test_en_fa she had pawned a brooch to come down. سنجاق سینه‌ای رو گرو گذاشته بود تا بتواند بیاید. mizan_test_en_fa She had rushed off in a passion. دستخوش طوفانی عاطفی بیرون دویده بود. mizan_test_en_fa They sat up till all hours of the night talking. تمام ساعات شب به حرف زدن نشسته بودند. mizan_test_en_fa Sally it was who made her feel, for the first time, how sheltered the life at Bourton was. سلی بود که کاری کرد او برای اولین بار احساس کند، زندگی در بورتن چه بی تشویش است. mizan_test_en_fa She knew nothing about sex nothing about social problems. چیزی از روابط جسی نمی‌دانست از مشکلات اجتماعی. mizan_test_en_fa She had once seen an old man who had dropped dead in a field she had seen cows just after their calves were born. یک بار پیرمردی را دیده بود که در کشتزاری افتاده و مرده بود گاوها را درست بعد از تولد گوساله‌شان دیده بود. mizan_test_en_fa But Aunt Helena never liked discussion of anything when Sally gave her William Morris, it had to be wrapped in brown paper . اما عمه هلنا هرگز دوست نداشت درباره چیزی بحث کند وقتی سلی کتاب ویلیام ماریس را به او داد، مجبور بود با کاغذ قهوه‌اش جلدش کند. mizan_test_en_fa There they sat, hour after hour, talking in her bedroom at the top of the house, talking about life, how they were to reform the world. می‌نشستند تا دمدم‌های صبح در اتاق خوابش در طبقه بالا، از زندگی حرف می‌زدند، اینکه چطور می‌خواهند جهان را اصلاح کنند. mizan_test_en_fa They meant to found a society to abolish private property, and actually had a letter written, though not sent out. می‌خواستند انجمنی برای امحای مالکیت خصوصی تأسیس کنند و واقعا هم نامه‌ای نوشته بودند، هرچند آن را نفرستادند. mizan_test_en_fa The ideas were Sally's, of course but very soon she was just as excited read Plato in bed before breakfast; read Morris; read Shelley by the hour. فکرهای بکر، البته از سلی بود اما چندی نگذشت که او هم به همان اندازه به هیجان آمد قبل از صبحانه ساعتی در رختخواب افلاطون می‌خواند؛ ماریس می‌خواند؛ شلی می‌خواند. mizan_test_en_fa Sally's power was amazing, her gift, her personality. قدرت سلی حیرت آور بود، استعدادش، شخصیتش. mizan_test_en_fa There was her way with flowers, for instance. مثلا کاری که با گلها می‌کرد. mizan_test_en_fa At Bourton they always had stiff little vases all the way down the table. در بورتن همیشه گلدان‌های شق و رق کوچک را سرتاسر میز می‌گذاشتند. mizan_test_en_fa Sally went out, picked hollyhocks, dahlias all sorts of flowers that had never been seen together cut their heads off, and made them swim on the top of water in bowls. سلی بیرون می‌رفت، ختمی می‌چید، کوکب انواع و اقسام گل‌هایی که هیچ کس هرگز کنار هم ندیده بود سرشان را می‌چید و می‌گذاشت روی آب در کاسه‌های بزرگ شناور شوند. mizan_test_en_fa The effect was extraordinary coming in to dinner in the sunset. تأثیرش خارق العاده بود وقتی آدم غروب‌ها برای شام می‌آمد mizan_test_en_fa Of course Aunt Helena thought it wicked to treat flowers like that. البته به نظر عمه هلنا این رفتار با گل‌ها ظالمانه بود. mizan_test_en_fa Then she forgot her sponge, and ran along the passage naked. یا مثلا فراموش می‌کرد لیفش را بردارد و برهنه در راهرو می‌دوید. mizan_test_en_fa That grim old housemaid, Ellen Atkins, went about grumbling Suppose any of the gentlemen had seen? آن مستخدمه پیر عبوس، الن آتکینز، راه می‌رفت و غر می‌زد اگر یکی از آقایان دیده بود چه؟ mizan_test_en_fa Indeed she did shock people. به راستی دود از سر آدم‌ها بلند می‌کرد. mizan_test_en_fa She was untidy, Papa said. پاپا می‌گفت شلخته است. mizan_test_en_fa The strange thing, on looking back, was the purity, the integrity, of her feeling for Sally. چیز عجیب، حالا که به گذشته نگاه می‌کرد، خلوص، صداقت احساسش به سلی بود. mizan_test_en_fa It was not like one's feeling for a man. مثل احساس آدم به یک مرد نبود. mizan_test_en_fa It was completely disinterested, بی هیچ چشم داشتی بود؛ mizan_test_en_fa and besides, it had a quality which could only exist between women, between women just grown up. و به علاوه، کیفیتی داشت که فقط بین زنان امکان پذیر بود، بین زنانی که تازه بالغ شده‌اند. mizan_test_en_fa It was protective, on her side; از جانب او حمایتگرانه بود؛ mizan_test_en_fa sprang from a sense of being in league together, a presentiment of something that was bound to part them they spoke of marriage always as a catastrophe , which led to this chivalry, this protective feeling which was much more on her side than Sally's. از نوعی احساس هم پیمانی بر می‌آمد، دلشوره وقوع چیزی که بی تردید آن‌ها را از هم جدا می‌کرد از ازدواج همیشه چون فاجعه یاد می‌کردند که سبب این بلندنظری می‌شد، این احساس حمایتگری که بیشتر از جانب او بود تا سلی. mizan_test_en_fa For in those days she was completely reckless; زیرا در آن روزها سلی کاملا بی پروا بود؛ mizan_test_en_fa did the most idiotic things out of bravado; از سر بی باکی احمقانه‌ترین کارها را می‌کرد؛ mizan_test_en_fa bicycled round the parapet on the terrace; روی طارمی مهتابی دوچرخه سواری می‌کرد؛ mizan_test_en_fa smoked cigars. سیگار برگ می‌کشید. mizan_test_en_fa Absurd, she was very absurd. مضحک بود خیلی مضحک. mizan_test_en_fa But the charm was overpowering, to her at least, so that she could remember standing in her bedroom at the top of the house holding the hot water can in her hands and saying aloud, She is beneath this roof.... اما جاذبه‌اش، دست کم او را، مقهور می‌کرد، طوری که به یاد می‌آورد در حمامش در طبقه بالای خانه ایستاده بود؛ سطل آب داغ به دست و بلند می‌گفت: زیر همین سقف است … mizan_test_en_fa She is beneath this roof! زیر همین سقف است! mizan_test_en_fa No, the words meant absolutely nothing to her now. نه این کلمات برایش مطلقا معنایی نداشتند. mizan_test_en_fa She could not even get an echo of her old emotion. حتی نمی‌توانست پژواکی از احساس قدیمش را باز یابد. mizan_test_en_fa But she could remember going cold with excitement, and doing her hair in a kind of ecstasy now the old feeling began to come back to her, as she took out her hairpins, laid them on the dressing table, began to do her hair , with the rooks flaunting up and down in the pink evening light, and dressing, and going downstairs, and feeling as she crossed the hall if it were now to die 'twere now to be most happy. اما به یاد آورد که از فرط هیجان یخ می‌کرد و در حالتی چون خلسه موهایش را درست می‌کرد سنجاق سرهایش را که در آورد و روی میز آرایش گذاشت و شروع کرد به درست کردن موهایش، آن احساس قدیمی کم کم برایش زنده شد، با کلاغ‌های سیاهی که در نور صورتی غروب بالا و پایین می‌پریدند و لباس می‌پوشید و پایین می‌رفت، وقتی از سرسرا می‌گذشت احساس می‌کرد، من اگر می‌بایست اینک بمیرم، سخت خوشبخت می‌مردم. mizan_test_en_fa That was her feeling Othello's feeling, and she felt it, she was convinced, as strongly as Shakespeare meant Othello to feel it, all because she was coming down to dinner in a white frock to meet Sally Seton! احساسش این بود احساس اتللو و احساسش می‌کرد، تردیدی نداشت، به همان قوتی که شکسپیر می‌خواست اتللو احساس کند، همه‌اش به این دلیل که در پیراهنی سفید برای شام پایین می‌آمد، به نزد سلی ستین. mizan_test_en_fa She was wearing pink gauze او پیراهن تور صورتی پوشیده بود mizan_test_en_fa was that possible? می‌شود باور کرد؟ mizan_test_en_fa She SEEMED, anyhow, all light, glowing, like some bird or air ball that has flown in, attached itself for a moment to a bramble. اما به هر حال همه نور، فروزان می‌نمود، همچون پرنده یا بالنی کوچک که به درون پرواز کرده باشد، لحظه‌ای خود را به خاربنی چسبانده باشد. mizan_test_en_fa But nothing is so strange when one is in love اما وقتی آدم عاشق است mizan_test_en_fa and what was this except being in love? و مگر جز عشق بود؟ mizan_test_en_fa as the complete indifference of other people. هیچ چیز به اندازه بی اعتنایی کامل آدم‌های دیگر عجیب نیست. mizan_test_en_fa Aunt Helena just wandered off after dinner عمه هلنا بعد از شام به دنبال کارش می‌رفت mizan_test_en_fa Papa read the paper. پاپا روزنامه می‌خواند. mizan_test_en_fa Peter Walsh might have been there, and old Miss Cummings پیتر والش ممکن بود آنجا باشد و دوشیزه کامینگز پیر mizan_test_en_fa Joseph Breitkopf certainly was, for he came every summer, poor old man, for weeks and weeks, and pretended to read German with her, but really played the piano and sang Brahms without any voice. یوزف برایتکوف حتما بود، چون هر تابستان می‌آمد، مرد بیچاره، هفته‌ها و هفته‌ها و تظاهر می‌کرد که با او آلمانی می‌خواند، اما در واقع با پیانو برامس می‌زد و بی آن که صدای خوشی داشته باشد می‌خواند. mizan_test_en_fa All this was only a background for Sally. این‌ها همه پس زمینه‌ای برای سلی بود. mizan_test_en_fa She stood by the fireplace talking, in that beautiful voice which made everything she said sound like a caress, to Papa, who had begun to be attracted rather against his will he never got over lending her one of his books and finding it soaked on the terrace کنار شومینه که می‌نشست و با آن صدای زیبا که هر چه را می‌گفت، به نوازش مانند می‌کرد، با پاپا صحبت می‌کرد که بر خلاف میلش هرگز فراموش نمی‌کرد که یکی از کتاب‌هایش را به او قرض داده و بعد کتاب را خیس آب روی مهتابی پیدا کرده بود کم کم جذب او شده بود. mizan_test_en_fa when suddenly she said, What a shame to sit indoors! ناگهان می‌گفت: خجالت دارد آدم توی اتاق بنشیند! mizan_test_en_fa and they all went out on to the terrace and walked up and down. و همه می‌رفتند بیرون، به مهتابی و قدم می‌زدند. mizan_test_en_fa Peter Walsh and Joseph Breitkopf went on about Wagner. پیتر والش و یوزف برایتکوف یکسره درباره واگنر حرف می‌زدند. mizan_test_en_fa She and Sally fell a little behind. او و سلی با فاصله پشت سر می‌آمدند. mizan_test_en_fa Then came the most exquisite moment of her whole life passing a stone urn with flowers in it. بعد ناب‌ترین لحظه تمامی زندگی‌اش وقتی رسید که از کنار گلدان سنگی با گل‌هایش می‌گذشتند. mizan_test_en_fa Sally stopped; picked a flower; kissed her on the lips. سلی ایستاد؛ گلی چید؛ لب‌های او را بوسید. mizan_test_en_fa The whole world might have turned upside down! انگار تمامی جهان زیر و رو شد! mizan_test_en_fa The others disappeared بقیه ناپدید شدند mizan_test_en_fa there she was alone with Sally. او آنجا با سلی تنها بود mizan_test_en_fa And she felt that she had been given a present, wrapped up, and told just to keep it, not to look at it و احساس کرد که به او هدیه‌ای داده شده، پیچیده در لفاف و گفته شده که فقط نگاهش دارد، به آن نگاه نکند … mizan_test_en_fa a diamond, something infinitely precious, wrapped up, which, as they walked up and down, up and down , she uncovered, or the radiance burnt through, the revelation, the religious feeling! الماسی، چیزی بی نهایت گرانبها، پیچیده در لفاف که همان طور که راه می‌رفتند از سر به ته مهتابی، از ته به سر، آن را باز کرد، یا تلألؤش سوزان بیرون آمد، مکاشفه، احساس مذهبی! mizan_test_en_fa when old Joseph and Peter faced them: یوزف پیر و پیتر رو در رویشان شدند. mizan_test_en_fa Star gazing? said Peter. پیتر گفت: ستاره‌های آسمان را می‌شماری؟ mizan_test_en_fa It was like running one's face against a granite wall in the darkness! انگار با صورت در تاریکی به دیواری از سنگ خارا خورده باشد! mizan_test_en_fa It was shocking; it was horrible! تکان دهنده بود، وحشتناک بود! mizan_test_en_fa Not for herself. نه به خاطر خودش mizan_test_en_fa She felt only how Sally was being mauled already, maltreated فقط احساس می‌کرد که سلی همین حالایش هم آزار دیده، با او بدرفتاری شده. mizan_test_en_fa she felt his hostility خصومت او را احساس می‌کرد mizan_test_en_fa his jealousy; his determination to break into their companionship. حسادتش؛ عزمش برای رخنه در مصاحبت آنان. mizan_test_en_fa All this she saw as one sees a landscape in a flash of lightning and Sally همه این‌ها را دید، همان طور که آدم در برق آذرخش منظره‌ای را می‌بیند و سلی. mizan_test_en_fa never had she admired her so much! که هیچ وقت این همه ستایشش نکرده بود! mizan_test_en_fa gallantly taking her way unvanquished. با دلبری تمام او را مغلوب ناشده به در برد. mizan_test_en_fa She made old Joseph tell her the names of the stars, which he liked doing very seriously. یوزف پیر را واداشت نام ستارگان را برایش بگوید که دوست داشت با جدیت تمام این کار را بکند. mizan_test_en_fa She stood there: she listened. آنجا ایستاد: گوش داد. mizan_test_en_fa She heard the names of the stars. نام ستارگان را شنید. mizan_test_en_fa Oh this horror! she said to herself با خود گفت: وای از این وحشت! mizan_test_en_fa as if she had known all along that something would interrupt, would embitter her moment of happiness. انگار تمام مدت می‌دانست که چیزی لحظه سعادت او را خواهد گسست، تلخ خواهد کرد. mizan_test_en_fa Yet, after all, how much she owed to him later. با این حال بعدها چه اندازه مدیون پیتر والش شده بود. mizan_test_en_fa Always when she thought of him she thought of their quarrels for some reason همیشه وقتی به یاد او می‌افتاد به یاد بگومگوهایشان بر سر چیزی می‌افتاد. mizan_test_en_fa because she wanted his good opinion so much, perhaps. چون سخت می‌خواست که حسن نظر پیتر را جلب کند، شاید. mizan_test_en_fa She owed him words: sentimental, civilised کلماتی را مدیون او بود: احساساتی، متمدنانه mizan_test_en_fa they started up every day of her life هر روز زندگی‌اش با این کلمات شروع می‌شد mizan_test_en_fa as if he guarded her. انگار او محافظتش می‌کرد. mizan_test_en_fa A book was sentimental فلان کتاب احساساتی بود mizan_test_en_fa an attitude to life sentimental. فلان نگرش به زندگی احساساتی بود. mizan_test_en_fa Sentimental, perhaps she was to be thinking of the past. احساساتی، شاید خودش هم که به گذشته‌ها فکر می‌کرد چنین بود. mizan_test_en_fa What would he think, she wondered, when he came back? از خودش پرسید وقتی برگردد چه فکری خواهد کرد؟ mizan_test_en_fa That she had grown older? اینک او پیر شده است؟ mizan_test_en_fa Would he say that, or would she see him thinking when he came back, that she had grown older? همین را می‌گوید، یا وقتی برگشت، می‌بیند که پیتر دارد پیش خود می‌گوید کلاریسا پیرتر شده است؟ mizan_test_en_fa It was true. درست هم بود mizan_test_en_fa Since her illness she had turned almost white. از زمان بیماری تقریبا همه موهایش سفید شده بود. mizan_test_en_fa Laying her brooch on the table, she had a sudden spasm, as if, while she mused, the icy claws had had the chance to fix in her. سنجاق سینه‌اش را که روی میز می‌گذاشت، دچار انقباضی ناگهانی شد، انگار همان وقت که در فکر و خیال بود، به چنگال‌های سرد فرصت داده بود تا محکم در بدنش فرو روند. mizan_test_en_fa She was not old yet. هنوز پیر نشده بود. mizan_test_en_fa She had just broken into her fifty second year. تازه وارد پنجاه و دو سالگی شده بود. mizan_test_en_fa Months and months of it were still untouched. ماه‌ها و ماه‌ها هنوز دست نخورده مانده بودند. mizan_test_en_fa June, July, August! ژوئن، ژوئیه، اوت! mizan_test_en_fa Each still remained almost whole, and, as if to catch the falling drop, Clarissa crossing to the dressing table plunged into the very heart of the moment, transfixed it, there the moment of this June morning on which was the pressure of all the other mornings, seeing the glass, the dressing table, and all the bottles afresh, collecting the whole of her at one point as she looked into the glass , seeing the delicate pink face of the woman who was that very night to give a party; همه‌شان بیش و کم کامل مانده بودند و کلاریسا به سمت میز آرایش که می‌رفت، انگار بخواهد قطره فرو چکان را بگیرد، به میان لحظه شیرجه زد، میخکوبش کرد، همانجا این لحظه صبحگاه ژوئن که تمامی صبح‌های دیگر بر آن سنگینی می‌کردند، آینه را، میز آرایش را و تمامی شیشه‌های روی آن را از نو دید، تمامی خود را آن هنگام که در آینه نگاه کرد در یک نقطه جمع کرد، چهره ظریف و گلرنگ زنی را دید که همان شب می‌خواست مهمانی بدهد. mizan_test_en_fa of Clarissa Dalloway; of herself. کلاریسا دلوی؛ جهره خودش. mizan_test_en_fa How many million times she had seen her face, and always with the same imperceptible contraction! چند میلیون بار صورت خود را دیده بود و همیشه با همین انقباض نامحسوس! mizan_test_en_fa She pursed her lips when she looked in the glass. وقتی در آینه نگاه می‌کرد لب‌ها را به هم می‌فشرد. mizan_test_en_fa It was to give her face point. برای این بود که صورتش تیز شود. mizan_test_en_fa That was her self خود او بود mizan_test_en_fa pointed; dartlike; definite. تیز؛ مثل تیر؛ قاطع. mizan_test_en_fa That was her self when some effort, some call on her to be her self, drew the parts together این خود او بود وقتی تلاشی، فراخوانی او را برمی انگیخت تا خودش باشد، اجزائش را به سوی هم می‌کشاند. mizan_test_en_fa she alone knew how different, how incompatible and composed so for the world only into one centre فقط خودش می‌دانست که چه متفاوت است، چه ناهمساز و برای ارائه به جهان این گونه، فقط در یک مرکز، جمع آمده است. mizan_test_en_fa one diamond, one woman who sat in her drawing room and made a meeting point, a radiancy no doubt in some dull lives, a refuge for the lonely to come to, perhaps; یک الماس، یک زن که در اتاق پذیرایی خانه‌اش می‌نشست و نقطه ملتقایی می‌ساخت، تلألؤی در برخی زندگی‌های ملال آور، بی شک؛ پناهگاهی برای تنهایان که به سویش بیایند، شاید. mizan_test_en_fa she had helped young people, who were grateful to her; به جوان‌هایی کمک کرده بود که قدردانش بودند، mizan_test_en_fa had tried to be the same always, کوشیده بود که همیشه بر یک منوال باشد؛ mizan_test_en_fa never showing a sign of all the other sides of her faults, jealousies, vanities, suspicions, like this of Lady Bruton not asking her to lunch; هرگز نشانه‌ای از تمامی جنبه‌های دیگرش بروز ندهد خطاها، حسادت‌ها، غرورها، بدگمانی‌ها، مثل این لیدی بروتن که به ناهار دعوتش نکرده بود. mizan_test_en_fa which, she thought combing her hair finally , is utterly base! که سرانجام که موهایش را شانه می‌زد با خود گفت: چه بی شرمانه! mizan_test_en_fa Now, where was her dress? خوب، لباسش کجاست؟ mizan_test_en_fa Her evening dresses hung in the cupboard. لباس شبش در گنجه آویزان بود. mizan_test_en_fa Clarissa, plunging her hand into the softness, gently detached the green dress and carried it to the window. کلاریسا دست در نرما فرو برد، به آرامی لباس سبز را بیرون آورد و آن را به سوی پنجره برد. mizan_test_en_fa She had torn it. پاره‌اش کرده بود. mizan_test_en_fa Some one had trod on the skirt. کسی پا روی دامنش گذاشته بود. mizan_test_en_fa She had felt it give at the Embassy party at the top among the folds. در مهمانی سفارت احساس کرده بود که وسط چین‌های بالای لباس جر خورده است. mizan_test_en_fa By artificial light the green shone, but lost its colour now in the sun. سبزی‌اش زیر نور مصنوعی می‌درخشید، اما حالا در آفتاب رنگ باخته بود. mizan_test_en_fa She would mend it. رفویش می‌کرد. mizan_test_en_fa Her maids had too much to do. خدمتکارانش خیلی گرفتار بودند. mizan_test_en_fa She would wear it to night. امشب آن رامی پوشید. mizan_test_en_fa She would take her silks, her scissors, قرقره‌های نخ ابریشم، قیچی mizan_test_en_fa what was it? چه بود؟ mizan_test_en_fa her thimble, of course, down into the drawing room, for she must also write, and see that things generally were more or less in order. انگشتانه‌اش را می‌برد به اتاق پذیرایی، چون بایست چیزی می‌نوشت و سرکشی می‌کرد که همه چیز در مجموع رو به راه باشد. mizan_test_en_fa Strange, she thought, pausing on the landing, and assembling that diamond shape, that single person, strange how a mistress knows the very moment, the very temper of her house! مکثی در پاگرد کرد، با خود گفت، چه عجیب و آن شکل الماس گون را جمع آورد که همین یک نفر، چه عجیب که خانم خانه دقیقا آن لحظه، دقیقا آن حال و هوای خانه‌اش را چه خوب می‌شناسد! mizan_test_en_fa Faint sounds rose in spirals up the well of the stairs; the swish of a mop; tapping; knocking; صداهای ضعیفی مارپیچ از چاه پله‌ها بالا می‌آمد؛ غیژ زمین شور؛ تپ تپ؛ تق تق. mizan_test_en_fa a loudness when the front door opened; سر و صدا که وقتی در خانه باز می‌شد به درون می‌آمد. mizan_test_en_fa a voice repeating a message in the basement; صدایی که در زیرزمین پیامی را تکرار می‌کرد؛ mizan_test_en_fa the chink of silver on a tray; clean silver for the party. جرینگ ظرف‌های نقره روی سینی نقره‌های برق انداخته برای مهمانی. mizan_test_en_fa All was for the party. همه چیز برای مهمانی بود. mizan_test_en_fa And Lucy, coming into the drawing room with her tray held out, put the giant candlesticks on the mantelpiece, the silver casket in the middle, turned the crystal dolphin towards the clock. و لوسی، سینی بر دستان دراز کرده، وارد اتاق پذیرایی شد، شمعدان‌های عظیم را روی پیش بخاری گذاشت، صندوقچه نقره در وسط، دلفین کریستال را به سمت ساعت چرخاند. mizan_test_en_fa They would come; they would stand; می‌آمدند؛ می‌ایستادند؛ mizan_test_en_fa they would talk in the mincing tones which she could imitate, ladies and gentlemen. با آهنگ پرکرشمه‌ای که او می‌توانست تقلید کند حرف می‌زدند، خانم‌ها و آقایان. mizan_test_en_fa Of all, her mistress was loveliest از میان همه، خانم او دلرباترین بود … mizan_test_en_fa mistress of silver, of linen, of china, for the sun, the silver, doors off their hinges, Rumpelmayer's men, gave her a sense, as she laid the paper knife on the inlaid table, of something achieved. بانوی نقره، کتان، چینی، زیرا خورشید، نقره‌ها، درهای از پاشنه درآمده، کارگران رامپلمیر، وقتی چاقوی پاکت بازکن را روی میز منبت کاری می‌گذاشت، سبب شدند احساس کند دستاوردی حاصل شده است. mizan_test_en_fa She was Lady Angela, attending Princess Mary, when in came Mrs. Dalloway. او لیدی آنجلا بود، در رکاب شاهدخت مری که خانم دلوی وارد شد. mizan_test_en_fa And how, she said, turning the crystal dolphin to stand straight گفت: راستی، دلفین کریستال را که صاف می‌کرد، نمایش دیشب چطور بود؟ mizan_test_en_fa how did you enjoy the play last night? گفت: اوه، قبل از آخرش مجبور شدند بیایند بیرون! mizan_test_en_fa they had to go before the end! she said. گفت: بایست ساعت ده برمی گشتند! mizan_test_en_fa They had to be back at ten! she said. گفت: برای همین نمی‌دانند آخرش چه شد. mizan_test_en_fa So they don't know what happened, she said. خانم دلوی گفت: واقعا که چه بد بیاری ای. mizan_test_en_fa That does seem hard luck, she said for her servants stayed later, if they asked her . آخر خدمتکارانش اگر از او اجازه می‌گرفتند می‌توانستند بیشتر بیرون بمانند. mizan_test_en_fa That does seem rather a shame, she said گفت: واقعا که چه حیف! mizan_test_en_fa taking the old bald looking cushion in the middle of the sofa and putting it in Lucy's arms, and giving her a little push, and crying: کوسن کهنه‌گر را از وسط کاناپه برداشت و در دست لوسی گذاشت و به ملایمت هولش داد و فریاد زد: mizan_test_en_fa Take it away! ببرش! mizan_test_en_fa Give it to Mrs. Walker with my compliments! سلام مرا برسان و این را بده به خانم واکر! mizan_test_en_fa Take it away! از اینجا ببرش! mizan_test_en_fa And Lucy stopped at the drawing room door, holding the cushion, and said, very shyly, turning a little pink, Couldn't she help to mend that dress? و لوسی کنار در اتاق پذیرایی ایستاد، کوسن به دست و با خجالت زیاد، با گونه‌هایی که کمی گل انداخته بود، گفت نمی‌تواند کمک کند و لباس را رفو کند؟ mizan_test_en_fa But, said Mrs. Dalloway, she had enough on her hands already, quite enough of her own to do without that. خانم دلوی گفت که آخر خود او همین طوری هم کلی کار دارد، آن قدر کار دارد که دیگر به این یکی نرسد. mizan_test_en_fa But, thank you, Lucy, oh, thank you, said Mrs. Dalloway, and thank you, thank you, she went on saying sitting down on the sofa with her dress over her knees, her scissors, her silks , thank you, thank you, she went on saying in gratitude to her servants generally for helping her to be like this, to be what she wanted, gentle, generous hearted. خانم دلوی گفت: به هر حال ممنون لوسی، خیلی ممنون و پشت هم گفت ممنون، ممنون با لباس روی زانو، قیچی‌اش، قرقره‌هایش روی کاناپه نشست، پشت هم گفت، ممنون، ممنون، به نشان احساس امتنان در برابر خدمتکارانش که کمکش می‌کردند چنین باشد، آن چیزی باشد که می‌خواست، مهربان، نیکدل. mizan_test_en_fa Her servants liked her. خدمتکارانش دوستش داشتند. mizan_test_en_fa And then this dress of hers where was the tear? خوب حالا این لباس کجایش پاره شده بود؟ mizan_test_en_fa now her needle to be threaded. حالا بایست سوزنش را نخ می‌کرد. mizan_test_en_fa This was a favourite dress, one of Sally Parker's, the last almost she ever made, alas, for Sally had now retired, living at Ealing, and if ever I have a moment, thought Clarissa این یکی از لباس‌های محبوبش بود، از لباس‌های سلی پارکر، تقریبا آخرین لباسی که او دوخته بود، حیف آخر سلی حالا بازنشسته شده بود، در ایلینگ زندگی می‌کرد و کلاریسا با خود گفت، اگر فرصتی پیدا کنم. mizan_test_en_fa but never would she have a moment any more اما هرگز دیگر فرصتی دست نمی‌داد mizan_test_en_fa I shall go and see her at Ealing. می‌روم به ایلینگ به دیدن او. mizan_test_en_fa For she was a character, thought Clarissa, a real artist. آخر، با خود گفت، برای خودش شخصیتی بود، هنرمندی واقعی. mizan_test_en_fa She thought of little out of the way things به یاد بعضی چیزهایش افتاد که کمی غیر عادی بودند mizan_test_en_fa yet her dresses were never queer. اما لباس‌هایش هرگز عجیب و غریب نبودند. mizan_test_en_fa You could wear them at Hatfield می‌شد آن‌ها را در هتفیلد پوشید mizan_test_en_fa at Buckingham Palace. در کاخ باکینگهام. mizan_test_en_fa She had worn them at Hatfield در هتفیلد آن‌ها را پوشیده بود mizan_test_en_fa Quiet descended on her, calm, content, as her needle, drawing the silk smoothly to its gentle pause, collected the green folds together and attached them, very lightly, to the belt. سوزنش که نخ ابریشم را در مکث ملایمش به دنبال می‌کشید، چین‌های سبز را که جمع می‌آورد و به سبکی تمام به سجاف کمر متصل می‌کرد، سکوت وجودش را گرفت، آرامش، رضایت. mizan_test_en_fa So on a summer's day waves collect, overbalance, and fall; در یک روز تابستانی نیز امواج این چنین جمع می‌آیند، تعادل از دست می‌دهند و فرو می‌ریزند. mizan_test_en_fa collect and fall جمع می‌آیند و فرو می‌ریزند mizan_test_en_fa and the whole world seems to be saying that is all more and more ponderously, until even the heart in the body which lies in the sun on the beach says too, That is all. و تمام جهان انگار پرطمطراق‌تر و پرطمطراق‌تر می‌گوید: همه‌اش همین است تا اینکه حتی دل در تن که در آفتاب بر ساحل آرمیده است هم می‌گوید همه‌اش همین است. mizan_test_en_fa Fear no more, says the heart. دل می‌گوید دیگر مهراس. mizan_test_en_fa Fear no more, says the heart, committing its burden to some sea, which sighs collectively for all sorrows, and renews, begins, collects, lets fall. دل می‌گوید دیگر مهراس، بارش را به دریایی می‌دهد که یکجا برای تمامی اندوه‌ها آه می‌کشد و از سر می‌گیرد، راه می‌افتد، جمع می‌آورد، می‌گذارد که فرو بریزد. mizan_test_en_fa And the body alone listens to the passing bee و تن فقط به زنبور گذران گوش می‌سپرد! mizan_test_en_fa the wave breaking شکستن موج mizan_test_en_fa the dog barking, far away barking and barking. صدای پارس سگ که در دوردست پارس می‌کند و پارس می‌کند. mizan_test_en_fa Heavens, the front door bell! exclaimed Clarissa, staying her needle. کلاریسا سوزن را متوقف کرد و فریاد زد: واویلا، زنگ در! mizan_test_en_fa Roused, she listened. گوش داد؛ برانگیخته. mizan_test_en_fa Mrs. Dalloway will see me, said the elderly man in the hall. مرد جاافتاده در سرسرا می‌گفت: خانم دلوی مرا خواهند پذیرفت. mizan_test_en_fa putting Lucy aside very benevolently, and running upstairs ever so quickly. لوسی را با ملاطفت کنار می‌زد و از پله‌ها به سرعت تمام بالا می‌دوید. mizan_test_en_fa Yes, yes, yes, he muttered as he ran upstairs. زیر لب می‌گفت: بله بله بله. mizan_test_en_fa She will see me. مرا خواهد پذیرفت. mizan_test_en_fa After five years in India, Clarissa will see me. بعد از پنج سال در هندوستان، کلاریسا مرا خواهد پذیرفت. mizan_test_en_fa Who can what can, asked Mrs. Dalloway thinking it was outrageous to be interrupted at eleven o'clock on the morning of the day she was giving a party , hearing a step on the stairs. خانم دلوی، صدای پا را که بر پله‌ها شنید، از خود پرسید: یعنی چه کسی یعنی چی با خود گفت که سرزده آمدن ساعت یازده صبح روزی که مهمانی داشت وقیحانه است. mizan_test_en_fa She heard a hand upon the door. صدای دستی را روی در شنید. mizan_test_en_fa She made to hide her dress, like a virgin protecting chastity, respecting privacy. خواست لباسش را پنهان کند، همچون باکره‌ای که حریمش را پاس می‌دارد. mizan_test_en_fa Now the brass knob slipped. دستگیره برنزی لغزید. mizan_test_en_fa Now the door opened, and in came در باز شد و یک لحظه نامش را به یاد نیاورد! mizan_test_en_fa so surprised she was to see him, so glad, so shy, so utterly taken aback to have Peter Walsh come to her unexpectedly in the morning! بس که از دیدنش غافلگیر شده بود، خوشحال شده بود، خجالت زده شده بود، بس که یکه خورده بود که در این صبح پیتر والش بی خبر به دیدنش آمده باشد! mizan_test_en_fa She had not read his letter. نامه‌اش را نخوانده بود. mizan_test_en_fa And how are you? said Peter Walsh, positively trembling پیتر والش که عملا می‌لرزید گفت: حالت چطور است؟ mizan_test_en_fa taking both her hands هر دو دستش را گرفت mizan_test_en_fa kissing both her hands. هر دو دستش را بوسید. mizan_test_en_fa She's grown older, he thought, sitting down. وقتی می‌نشست، با خود گفت پیرتر شده است. mizan_test_en_fa I shan't tell her anything about it, he thought, for she's grown older. با خود گفت که این را به او نخواهد گفت، آخر پیرتر شده بود. mizan_test_en_fa She's looking at me, he thought, a sudden embarrassment coming over him, though he had kissed her hands. با خود گفت دارد نگاهم می‌کند، ناگهان معذب شد، هرچند دستانش را بوسیده بود. mizan_test_en_fa Putting his hand into his pocket, he took out a large pocket knife and half opened the blade. دست در جیب برد، چاقوی جیبی بزرگی را در آورد و تیغه‌اش را تا نیمه بیرون کشید. mizan_test_en_fa Exactly the same, thought Clarissa; کلاریسا در دل گفت: درست مثل قدیم‌ها؛ mizan_test_en_fa the same queer look; همان حالت عجیب؛ mizan_test_en_fa the same check suit; همان کت و شلوار چارخانه، mizan_test_en_fa a little out of the straight his face is, a little thinner, dryer, perhaps, but he looks awfully well, and just the same. صورتش کمی یکبری شده، کمی لاغرتر، خشک‌تر شاید، اما ظاهرش که خیلی خوب است و درست مثل سابق. mizan_test_en_fa How heavenly it is to see you again! she exclaimed. فریاد زد: چه نعمتی که دوباره می‌بینمت! mizan_test_en_fa He had his knife out. چاقویش را در آورده بود. mizan_test_en_fa That's so like him, she thought. با خود گفت همان کاری که از او انتظار می‌رود. mizan_test_en_fa He had only reached town last night, he said گفت که تازه دیشب به شهر رسیده mizan_test_en_fa would have to go down into the country at once بلافاصله مجبور است از لندن بیرون برود mizan_test_en_fa and how was everything, how was everybody و اینکه اوضاع چطور است، همه خوبند؟ mizan_test_en_fa Richard? ریچارد؟ mizan_test_en_fa Elizabeth? الیزابت؟ mizan_test_en_fa And what's all this? he said, tilting his pen knife towards her green dress. چاقویش را به طرف لباس سبز او گرفت و گفت: این‌ها دیگر چیست؟ mizan_test_en_fa He's very well dressed, thought Clarissa کلاریسا با خود گفت، خیلی آراسته لباس پوشیده است mizan_test_en_fa yet he always criticises ME. آن وقت همیشه من را ملامت می‌کند. mizan_test_en_fa Here she is mending her dress پیتر والش با خود گفت، نشسته است اینجا لباسش را رفو می‌کند mizan_test_en_fa mending her dress as usual, he thought طبق معمول لباسش را رفو می‌کند mizan_test_en_fa here she's been sitting all the time I've been in India تمام مدتی که من در هندوستان بوده‌ام نشسته بوده اینجا mizan_test_en_fa mending her dress لباسش را رفو می‌کرده mizan_test_en_fa playing about عاطل و باطل mizan_test_en_fa going to parties مهمانی می‌رفته mizan_test_en_fa running to the House and back and all that, he thought, growing more and more irritated, more and more agitated, for there's nothing in the world so bad for some women as marriage, he thought با خود گفت، می‌دویده تا مجلس و بر می‌گشته و از این کارها و برافروخته‌تر و برافروخته‌تر شد، آشفته‌تر و آشفته‌تر، در دل گفت، آخر هیچ چیز در دنیا برای بعضی از زن‌ها زیانبارتر از ازدواج نیست. mizan_test_en_fa and politics; and having a Conservative husband, like the admirable Richard. و سیاست؛ و داشتن شوهری محافظه کار، مثل ریچارد نازنین. mizan_test_en_fa So it is, so it is, he thought, shutting his knife with a snap. با خود گفت، همین طور است، همین طور است و چاقویش را با صدای تقی بست. mizan_test_en_fa Richard's very well. ریچارد حالش خیلی خوب است. mizan_test_en_fa Richard's at a Committee. ریچارد رفته کمیته. mizan_test_en_fa And she opened her scissors, and said, did he mind her just finishing what she was doing to her dress, for they had a party that night? و قیچی‌اش را باز کرد و گفت، اشکالی ندارد کار لباسش را تمام کند، چون امشب مهمانی دارند؟ mizan_test_en_fa Which I shan't ask you to, she said. گفت: که تو دعوت نیستی mizan_test_en_fa My dear Peter! she said. گفت: پیتر عزیز من! mizan_test_en_fa But it was delicious to hear her say that اما شنیدن این حرف از دهان او چه لذتبخش بود mizan_test_en_fa my dear Peter! پیتر عزیز من! mizan_test_en_fa Indeed, it was all so delicious the silver, the chairs; all so delicious! در واقع همه چیز لذت بخش بود، نقره‌ها، صندلی‌ها؛ همه چیز لذت بخش بود! mizan_test_en_fa Why wouldn't she ask him to her party? he asked. پرسید که چرا به مهمانی‌اش دعوتش نمی‌کند؟ mizan_test_en_fa Now of course, thought Clarissa کلاریسا با خود گفت، خوب دیگر mizan_test_en_fa he's enchanting! آدم را سحر می‌کند! mizan_test_en_fa perfectly enchanting! کاملا سحر می‌کند! mizan_test_en_fa Now I remember how impossible it was ever to make up my mind and why did I make up my mind not to marry him? حالا یادم می‌آید که چرا هیچوقت نتوانستم تصمیم بگیرم و از خود پرسید و چرا تصمیم گرفتم؟ mizan_test_en_fa she wondered, that awful summer? آن تابستان وحشتناک با او ازدواج نکنم؟ mizan_test_en_fa But it's so extraordinary that you should have come this morning! she cried فریاد زد: اما چه عالی شد که امروز صبح آمدی! mizan_test_en_fa putting her hands, one on top of another, down on her dress. و دستانش را روی لباسش بر هم گذاشت. mizan_test_en_fa Do you remember, she said, how the blinds used to flap at Bourton? گفت: یادت می‌آید در بورتن پرده‌ها چطور بال بال می‌زدند؟ mizan_test_en_fa They did, he said پیتر گفت: بله یادم هست. mizan_test_en_fa and he remembered breakfasting alone, very awkwardly, with her father و به یادش آمد که با چه وضعیت معذبی با پدر او تنها صبحانه می‌خورد. mizan_test_en_fa who had died که مرده بود mizan_test_en_fa and he had not written to Clarissa. و او برای کلاریسا چیزی ننوشته بود. mizan_test_en_fa But he had never got on well with old Parry, that querulous, weak kneed old man, Clarissa's father, Justin Parry. اما خودش هرگز میانه خوبی با پری پیر نداشت، پیرمرد کج خلق سست رای، پدر کلاریسا، جاستین پری. mizan_test_en_fa I often wish I'd got on better with your father, he said. گفت: اغلب میگویم کاش میانه‌ام با پدرت بهتر بود. mizan_test_en_fa But he never liked any one who our friends, said Clarissa کلاریسا گفت: اما او هیچ وقت از کسانی که از دوستانمان خوشش نمی‌آمد. mizan_test_en_fa and could have bitten her tongue for thus reminding Peter that he had wanted to marry her. و کم مانده بود زبانش را گاز بگیرد که این طوری به پیتر یادآوری کرده که خواستگار او بوده است. mizan_test_en_fa Of course I did, thought Peter پیتر در دل گفت، البته که بودم mizan_test_en_fa it almost broke my heart too, he thought در دل گفت، دلم هم شکست mizan_test_en_fa and was overcome with his own grief, which rose like a moon looked at from a terrace, ghastly beautiful with light from the sunken day. و اندوه بر او غلبه کرد که همچون ماهی که از مهتابی تماشا می‌کنی برآمد، با زیبایی ترسناک از نور روز فروشده. mizan_test_en_fa I was more unhappy than I've ever been since, he thought. در دل گفت تا به امروز هیچ وقت به اندازه آن زمان احساس بدبختی نکرده‌ام. mizan_test_en_fa And as if in truth he were sitting there on the terrace he edged a little towards Clarissa و انگار که در واقع هم روی مهتابی نشسته باشد کمی به طرف کلاریسا سرید. mizan_test_en_fa put his hand out دست دراز کرد mizan_test_en_fa raised it بلند کرد mizan_test_en_fa let it fall. انداخت. mizan_test_en_fa There above them it hung, that moon. آنجا بر فراز سرشان معلق بود، آن ماه. mizan_test_en_fa She too seemed to be sitting with him on the terrace, in the moonlight. انگار او هم کنارش در مهتابی نشسته بود، در مهتاب. mizan_test_en_fa Herbert has it now, she said. گفت: حالا هربرت آنجاست. mizan_test_en_fa I never go there now, she said. من این روزها اصلا به آنجا نمی‌روم. mizan_test_en_fa Then, just as happens on a terrace in the moonlight, when one person begins to feel ashamed that he is already bored, and yet as the other sits silent, very quiet, sadly looking at the moon, does not like to speak, moves his foot, clears his throat, notices some iron scroll on a table leg, stirs a leaf بعد درست همانطور که در مهتابی زیر مهتاب یکی کم کم شرمنده می‌شود که هیچ نشده دچار ملال شده است و با این حال چون دیگری ساکت می‌نشیند، کاملا بی حرکت، با اندوه به ماه نگاه می‌کند و نمی‌خواهد حرف بزند، این یک پایش را جا به جا می‌کند، گلویش را صاف می‌کند، متوجه طومار آهنی روی پایه میز می‌شود، برگی را می‌جنباند. mizan_test_en_fa but says nothing so Peter Walsh did now. اما هیچ نمی‌گوید، پیتر والش هم حالا همین کار را کرد. mizan_test_en_fa For why go back like this to the past? he thought. در دل گفت آخر چرا باید این طور به گذشته رفت؟ mizan_test_en_fa Why make him think of it again? چرا باید وادارش کند دوباره به یاد بیاورد؟ mizan_test_en_fa Why make him suffer چرا کاری کند رنج ببرد mizan_test_en_fa when she had tortured him so infernally? وقتی که برایش مایه آن عذاب دوزخی شده بود؟ mizan_test_en_fa Do you remember the lake? she said گفت: دریاچه را یادت هست؟ mizan_test_en_fa in an abrupt voice, under the pressure of an emotion which caught her heart, made the muscles of her throat stiff, and contracted her lips in a spasm as she said lake. متاثر از فشار احساسی که قلبش را منقبض کرده بود، ماهیچه‌های گلویش را خشکانده بود و لب‌هایش را منقبض کرده بود وقتی که گفت: دریاچه. mizan_test_en_fa For she was a child, throwing bread to the ducks, between her parents, and at the same time a grown woman coming to her parents who stood by the lake, holding her life in her arms which, as she neared them, grew larger and larger in her arms, until it became a whole life, a complete life, which she put down by them and said, This is what I have made of it! آخر کودکی بود بین پدر و مادر که نان برای اردک‌ها پرتاب می‌کرد و در عین حال زنی بود بالغ که به نزد پدر و مادرش می‌آمد که کنار دریاچه ایستاده بودند، همانطور که نزدیکشان می‌شد زندگی‌اش را در دستانش گرفته بود، در دستانش بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شد تا اینکه کل یک زندگی می‌شد، یک زندگی کامل که کنارشان زمین می‌گذاشت و می‌گفت: این است آنچه من از آن ساخته‌ام! mizan_test_en_fa This! این! mizan_test_en_fa And what had she made of it? و از آن چه ساخته بود؟ mizan_test_en_fa What, indeed? به راستی چه؟ mizan_test_en_fa sitting there sewing this morning with Peter. امروز صبح که آنجا با پیتر نشسته بود دوخت و دوز می‌کرد؟ mizan_test_en_fa She looked at Peter Walsh و به پیتر والش نگاه کرد mizan_test_en_fa her look, passing through all that time and that emotion, reached him doubtfully نگاهش که از خلال آن همه زمان و آن همه احساس عبور می‌کرد، مردد به او رسید. mizan_test_en_fa settled on him tearfully اشک آلود بر او نشست mizan_test_en_fa and rose and fluttered away, as a bird touches a branch and rises and flutters away. و برخاست و پر پر زنان رفت؛ همچون پرنده‌ای که لحظه‌ای بر شاخه‌ای می‌ساید و بر می‌خیزد و پر پر زنان می‌رود. mizan_test_en_fa Quite simply she wiped her eyes. فقط چشمانش را خشک کرد. mizan_test_en_fa Yes, said Peter. پیتر گفت: بله. mizan_test_en_fa Yes, yes, yes, he said, as if she drew up to the surface something which positively hurt him as it rose. گفت: بله بله بله گویی کلاریسا چیزی را به سطح بر می‌کشید که به وقت بر آمدن سخت آزارش می‌داد. mizan_test_en_fa Stop! he wanted to cry. دلش می‌خواست فریاد بزند بس است! mizan_test_en_fa Stop! بس است! mizan_test_en_fa For he was not old آخر پیر نشده بود mizan_test_en_fa his life was not over زندگی‌اش به پایان نرسیده بود mizan_test_en_fa not by any means. به هیچ وجه. mizan_test_en_fa He was only just past fifty. سنش تازه کمی از پنجاه گذشته بود. mizan_test_en_fa Shall I tell her, he thought, or not? با خود گفت به او بگویم یا نه؟ mizan_test_en_fa He would like to make a clean breast of it all. دلش می‌خواست رک و پوست کنده همه چیز را به او بگوید. mizan_test_en_fa But she is too cold, he thought اما در دل گفت، زیادی سرد است mizan_test_en_fa sewing, with her scissors مشغول دوخت و دوز، با قیچی‌اش mizan_test_en_fa Daisy would look ordinary beside Clarissa. دیزی اگر کنار کلاریسا مینشست معمولی به نظر می‌رسید. mizan_test_en_fa And she would think me a failure, which I am in their sense, he thought; in the Dalloways' sense. و آن وقت مرا شکست خورده می‌بیند که در دل گفت، همین هم هست؛ در معنای دلویی‌اش هست. mizan_test_en_fa Oh yes اوه بله mizan_test_en_fa he had no doubt about that شکی نداشت mizan_test_en_fa he was a failure شکست خورده بود mizan_test_en_fa compared with all this the inlaid table, the mounted paper knife, the dolphin and the candlesticks, the chair covers and the old valuable در مقایسه با همه این‌ها، میز منبت کاری، چاقوی پاکت باز کن کار گذاشته روی آن، دلفین و شمعدان‌ها، رویه صندلی قدیمی قیمتی. mizan_test_en_fa he was a failure! شکست خورده بود! mizan_test_en_fa I detest the smugness of the whole affair, he thought در دل گفت چقدر از نخوت کل این قضایا بیزارم mizan_test_en_fa Richard's doing, not Clarissa's کار ریچاردها و گراوورهای است، نه کلاریسا mizan_test_en_fa save that she married him. هر چند با او ازدواج کرده بود mizan_test_en_fa Here Lucy came into the room, carrying silver, more silver, but charming, slender, graceful she looked, he thought, as she stooped to put it down. در اینجا لوسی وارد شد، با نقره‌ها، نقره‌های بیشتر، اما وقتی خم شد تا آن‌ها را پایین بگذارد، پیتر در دل گفت، چه جذاب، باریک و شکیل است. mizan_test_en_fa I he thought; and at once everything seemed to radiate from him; journeys; rides; quarrels; adventures; bridge parties و در دل گفت، من و بلافاصله انگار همه چیز از وجودش بیرون تابید؛ سفرها؛ سوارکاری‌ها؛ دعواها؛ ماجراجویی‌ها؛ دوره‌های بریج. mizan_test_en_fa love affairs; work; work, work! ماجراهای عاشقانه؛ کار، کار، کار! mizan_test_en_fa and he took out his knife quite openly his old horn handled knife which Clarissa could swear he had had these thirty years and clenched his fist upon it. و با آب تاب تمام چاقویش را در آورد؛ چاقوی دسته شاخی قدیمی‌اش را که کلاریسا حاضر بود قسم بخورد این سی سال گذشته همراهش بوده است و در آن مشت فشرد. mizan_test_en_fa What an extraordinary habit that was, Clarissa thought; کلاریسا با خود گفت، چه عادت غریبی است؛ mizan_test_en_fa Always making one feel همیشه سبکسری کند؛ mizan_test_en_fa empty minded; a mere silly chatterbox, as he used. تهی مغز؛ اینکه وراج ابلهی است تمام عیار، چنان که احساس می‌کرد. mizan_test_en_fa But I too, she thought, and, taking up her needle, summoned, like a Queen whose guards have fallen asleep and left her unprotected اما در دل گفت، من هم و سوزنش را برداشت، همچون شهبانویی که نگهبانانش به خواب رفته و او را بی حفاظ رها کرده باشند. mizan_test_en_fa she had been quite taken aback by this visit it had upset her so that any one can stroll in and have a look at her where she lies with the brambles curving over her, summoned to her help the things she did از این دیدار کاملا یکه خورده بود، آشفته شده بود طوری که هر کسی بتواند به درون بیاید و او را که زیر زخم بوته‌های تمشک آرمیده است تماشا کند، کارهایی را که می‌کرد به یاری خویش فرا خواند. mizan_test_en_fa the things she liked; her husband; Elizabeth چیزهایی را که دوست داشت؛ شوهرش؛ الیزابت mizan_test_en_fa her self, in short, which Peter hardly knew now, all to come about her and beat off the enemy. خودش را که پیتر حالا چندان نمی‌شناخت، همه را فرا خواند که به گردش فراهم آیند و دشمن را پس برانند. mizan_test_en_fa Well, and what's happened to you? she said. گفت: خوب، چه کارها کرده‌ای؟ mizan_test_en_fa So before a battle begins, the horses paw the ground همین طور است پیش از آغاز نبرد که اسب‌ها سم بر زمین می‌کوبند mizan_test_en_fa toss their heads سر به این طرف و آن طرف می‌تکانند mizan_test_en_fa the light shines on their flanks نور بر تهیگاهشان می‌تابد mizan_test_en_fa their necks curve. گردنشان می‌خمد. mizan_test_en_fa So Peter Walsh and Clarissa, sitting side by side on the blue sofa, challenged each other. پیتر والش و کلاریسا هم نشسته کنار هم بر کاناپه آبی رنگ، یکدیگر را به مبارزه خواندند. mizan_test_en_fa His powers chafed and tossed in him. قوای پیتر در درونش بی قرار و در تب و تاب بود. mizan_test_en_fa He assembled from different quarters all sorts of things; praise; his career at Oxford; his marriage, which she knew nothing whatever about; how he had loved; and altogether done his job. انواع و اقسام چیزها را از جناح‌های گوناگون فراهم آورد؛ تحسین‌ها؛ دوران کارش در آکسفورد؛ ازدواجش که کلاریسا هیچ درباره‌اش نمی‌دانست؛ اینکه چطور عاشق شده است؛ و در مجموع کارش را خوب انجام داده است. mizan_test_en_fa Millions of things! he exclaimed فریاد زد: هزار تا کار! mizan_test_en_fa and, urged by the assembly of powers which were now charging this way and that and giving him the feeling at once frightening and extremely exhilarating of being rushed through the air on the shoulders of people he could no longer see, he raised his hands to his forehead. و دلگرم از تجمع قوایش که حال به این سو و آن سو یورش می‌آوردند و او را دستخوش این احساس ترسناک می‌کردند که در هوا بر دوش آدم‌هایی که دیگر نمیدیدشان به شتاب در حرکت است، دست‌ها را به پیشانی برد. mizan_test_en_fa Clarissa sat very upright کلاریسا کاملا شق و رق نشست mizan_test_en_fa drew in her breath. نفس را در سینه او حبس کرد. mizan_test_en_fa I am in love, he said, not to her however, but to some one raised up in the dark so that you could not touch her but must lay your garland down on the grass in the dark. گفت: من عاشق شده‌ام، البته نه خطاب به او که خطاب به کسی که در تاریکی بر بلندایی جای گرفته است، همانطوری که نمی‌توان او را لمس کرد اما باید تاج گل را روی چمن‌ها در تاریکی گذاشت. mizan_test_en_fa In love, he repeated تکرار کرد: عاشق mizan_test_en_fa now speaking rather dryly to Clarissa; in love with a girl in India. و حالا با لحنی بیش و کم خشک به کلاریسا می‌توانست هر جور که می‌خواهد آن را ببیند. mizan_test_en_fa In love! she said. کلاریسا گفت: عاشق! mizan_test_en_fa That he at his age should be sucked under in his little bow tie by that monster! عجبا که آن هیولا او را در این سن و سال با آن پاپیون کوچکش به کام کشیده است! mizan_test_en_fa And there's no flesh on his neck چشمانش به سرعت برق ثبت کرد که گوشتی بر گردن او نمانده است mizan_test_en_fa his hands are red دستانش سرخ اند mizan_test_en_fa and he's six months older than I am! و شش ماه از من بزرگ‌تر است! mizan_test_en_fa her eye flashed back to her; but in her heart she felt, all the same, he is in love. اما ته دلش، به هر حال آن را احساس کرد؛ عاشق شده است. mizan_test_en_fa He has that, she felt; he is in love. این حال را در او می‌دید، عاشق شده است. mizan_test_en_fa But the indomitable egotism which for ever rides down the hosts opposed to it, the river which says on, on, on اما آن خودپرستی سرسخت که همواره لشکریان حریف را به خاک می‌اندازد؛ رودی که می‌گوید به پیش، به پیش، به پیش. mizan_test_en_fa even though, it admits, there may be no goal for us whatever, still on, on گرچه اذعان می‌کند که ممکن است هیچ گونه هدفی پیش رویمان نباشد؛ و باز به پیش، به پیش. mizan_test_en_fa this indomitable egotism charged her cheeks with colour این خودپرستی سر سخت رنگ به رخسارش دواند mizan_test_en_fa made her look very young; very pink; very bright eyed as she sat with her dress upon her knee, and her needle held to the end of green silk, trembling a little. کاری کرد که همانطور که آنجا پیراهن بر دامن نشسته بود و سوزنش را به دست گرفته بود که انتهای نخ سبز را به دنبال داشت و کمی می‌لرزید، به نظر بسیار جوان برسد، بسیار گلگون، با چشمه‌ای درخشان. mizan_test_en_fa He was in love! عاشق شده بود! mizan_test_en_fa Not with her. نه عاشق او. mizan_test_en_fa With some younger woman, of course. عاشق زنی جوان‌تر البته. mizan_test_en_fa And who is she? she asked. پرسید: خوب، کی هست؟ mizan_test_en_fa Now this statue must be brought from its height and set down between them. حالا این مجسمه را بایست از بالا پایین آورد و میانشان نشاند. mizan_test_en_fa A married woman, unfortunately, he said; the wife of a Major in the Indian Army. گفت: متاسفانه شوهر دارد، زن سرگردی است در ارتش هندوستان. mizan_test_en_fa And with a curious ironical sweetness he smiled as he placed her in this ridiculous way before Clarissa. و همانطور که او را به این شکل مضحک در برابر کلاریسا قرار می‌داد، با ملاحتی طنز آلود و غریب لبخند زد. mizan_test_en_fa All the same, he is in love, thought Clarissa. کلاریسا در دل گفت، با همه این‌ها، عاشق شد است. mizan_test_en_fa She has, he continued, very reasonably, two small children با لحنی بسیار معقول ادامه داد: دو تا بچه کوچک دارد mizan_test_en_fa a boy and a girl یک دختر و یک پسر mizan_test_en_fa and I have come over to see my lawyers about the divorce. و من هم آمده‌ام اینجا با وکلایم درباره طلاق مشورت کنم. mizan_test_en_fa There they are! he thought. با خود گفت، بفرما، همین اند! mizan_test_en_fa Do what you like with them, Clarissa! هر کاری خواستی با آن‌ها بکن، کلاریسا! mizan_test_en_fa There they are! بفرما، همین اند! mizan_test_en_fa And second by second it seemed to him that the wife of the Major in the Indian Army his Daisy and her two small children became more and more lovely as Clarissa looked at them و هر لحظه که می‌گذشت به نظرش می‌رسید که همسر سرگرد ارتش هندوستان دیزی او و دو فرزند خردسالش، همانطور که کلاریسا نگاهشان می‌کند، دوست داشتنی‌تر و دوست داشتنی‌تر می‌شوند. mizan_test_en_fa as if he had set light to a grey pellet on a plate and there had risen up a lovely tree in the brisk sea salted air of their intimacy انگار که بر گلوله‌ای خاکستری در بشقابی نور تابانده باشد و درختی دلفریب آنجا در هوای خنک آغشته به نمک دریای انس میناشان بالیده باشد. mizan_test_en_fa for in some ways no one understood him, felt with him, as Clarissa did their exquisite intimacy. آخر از جنبه‌هایی هیچ کس به اندازه کلاریسا درکش نمی‌کرد، احساسش را نمی‌فهمید انس درخشان میانشان. mizan_test_en_fa She flattered him; she fooled him, thought Clarissa کلاریسا در دل گفت که آن زن چاپلوسی‌اش را می‌کند، اغوایش می‌کند mizan_test_en_fa shaping the woman, the wife of the Major in the Indian Army, with three strokes of a knife. آن زن، همسر سرگرد ارتش هندوستان را با سه ضربه چاقو ساخت. mizan_test_en_fa What a waste! چه حیف! mizan_test_en_fa What a folly! چه حماقتی! mizan_test_en_fa All his life long Peter had been fooled like that تمام زندگی‌اش پیتر همانطور فریب خورده بود mizan_test_en_fa first getting sent down from Oxford; next marrying the girl on the boat going out to India اول که از آکسفورد بیرونش کرده بودند؛ بعد که با ان دختر مسافر کشتی عازم هندوستان ازدواج کرده بود. mizan_test_en_fa now the wife of a Major in the Indian Army thank Heaven she had refused to marry him! و حال زن یک سرگرد، شکر که حاضر نشده بود با او ازدواج کند! mizan_test_en_fa Still, he was in love اما با این همه عاشق شده بود mizan_test_en_fa her old friend, her dear Peter, he was in love. دوست قدیمی‌اش، پیتر نازنینش، عاشق شده بود. mizan_test_en_fa But what are you going to do? she asked him. پرسید: خوب، می‌خواهی چه کنی؟ mizan_test_en_fa Hooper and Grateley of Lincoln's Inn, they were going to do it, he said. آقایان هوپر و گریتلی از کانون وکلای لینکلن، وکلای دعاوی و مشاورها، خودشان عهده دار کارها خواهند بود. mizan_test_en_fa And he actually pared his nails with his pocket knife. و واقعا داشت با چاقوی جیبی‌اش ناخن‌هایش را کوتاه می‌کرد. mizan_test_en_fa For Heaven's sake, leave your knife alone! she cried to herself in irrepressible irritation با بی قراری ای مهار نشدنی در دل فریاد زد محض رضای خدا، آن چاقو را کنار بگذار! mizan_test_en_fa it was his silly unconventionality, his weakness همین نامتعارف بودن احمقانه‌اش، ضعفش mizan_test_en_fa his lack of the ghost of a notion what any one else was feeling that annoyed her, had always annoyed her اینکه اصلا کوچک‌ترین تصویری نداشت که دیگری چه احساسی دارد، آزارش می‌داد، همیشه آزارش داده بود. mizan_test_en_fa and now at his age, how silly! و حالا هم با این سن و سال، چه احمقانه! mizan_test_en_fa I know all that, Peter thought پیتر با خود گفت، همه‌اش را میدانم mizan_test_en_fa I know what I'm up against, he thought, running his finger along the blade of his knife, Clarissa and Dalloway and all the rest of them انگشت بر سر تاسر لبه چاقویش که می‌کشید، با خود گفت، میدانم در برابر چه قرار گرفته‌ام، کلاریسا و دلوی و باقی‌شان. mizan_test_en_fa but I'll show Clarissa and then to his utter surprise, suddenly thrown by those uncontrollable forces thrown through the air, he burst into tears اما به کلاریسا نشان خواهم داد و بعد، در نهایت ناباوری، با آن نیروی مهار نشدنی که ناگهان پرتابش کردند، به هوا پرتابش کردند به گریه افتاد mizan_test_en_fa he wept گریه کرد mizan_test_en_fa he wept without the least shame, sitting on the sofa, the tears running down his cheeks. بی کوچک‌ترین شرمی، نشسته بر کاناپه گریه کرد؛ اشک از چشمانش فرو می‌ریخت. mizan_test_en_fa And Clarissa had leant forward, taken his hand, drawn him to her, kissed him actually had felt his face on hers before she could down the brandishing of silver flashing plumes like pampas grass in a tropic gale in her breast, which, subsiding, left her holding his hand, patting his knee and, feeling as she sat back extraordinarily at her ease with him and light hearted, all in a clap it came over her, If I had married him, this gaiety would have been mine all day! و کلاریسا به جلو خم شده بود، دست او را گرفته بود، او را به سوی خود کشیده بود، بوسیده بود، عملا صورت خود را بر صورت گلاریسا احساس کرده بود پیش از اینکه کلاریسا بتواند شاهپرکهای آخته نقره تاب همچون علف پامپاس در تندباد استوایی را پایین آورد و در سینه‌اش جای دهد و باد که فروکش کرد، کلاریسا هنوز دست او را در دست داشت، زانوهایش را نوازش می‌کرد و عقب که نشست، به غایت راحت با پیتر سبکبال، همه چیز در یک ضربه به ذهنش خطور کرد، اگر با او ازدواج کرده بودم، این شادمانی تمام روز از آن من بود! mizan_test_en_fa It was all over for her. همه چیز برایش تمام شده بود. mizan_test_en_fa The sheet was stretched and the bed narrow. ملافه محکم کشیده شده بود و تختخواب باریک mizan_test_en_fa She had gone up into the tower alone and left them blackberrying in the sun. تنها از برج بالا رفته بود و آن‌ها را تنها گذاشته بود در آفتاب تمشک بچینند. mizan_test_en_fa The door had shut, and there among the dust of fallen plaster and the litter of birds' nests how distant the view had looked, and the sounds came thin and chill once on Leith Hill, she remembered , and Richard, Richard! در بسته شده بود و آنجا، در میان غبار گچ‌های فرو ریخته و بقایای لانه پرندگان، چشم انداز چه دور به نظر رسیده بود و صداها نازک و سرد به گوش می‌رسیدند آن بار را بر فراز تپه لیت به خاطر آورد و فریاد زد، ریچارد، ریچارد! mizan_test_en_fa she cried, as a sleeper in the night starts and stretches a hand in the dark for help. همچون خفته‌ای که در شب از جا می‌پرد و دستی به استمداد در تاریکی دراز می‌کند. mizan_test_en_fa Lunching with Lady Bruton, it came back to her. ناهار با لیدی بروتن دوباره به یادش آمد. mizan_test_en_fa He has left me; I am alone for ever, she thought, folding her hands upon her knee. بی من رفته است؛ دستانش را که روی زانو بر هم می‌گذاشت، در دل گفت، برای ابد تنها مانده‌ام. mizan_test_en_fa Peter Walsh had got up and crossed to the window and stood with his back to her, flicking a bandanna handkerchief from side to side. پیتر والش بلند شده بود و به طرف پنجره رفته بود و پشت به او ایستاده بود، دستمالی را می‌تکاند. mizan_test_en_fa Masterly and dry and desolate he looked, his thin shoulder blades lifting his coat slightly; blowing his nose violently. مسلط و خشک و وانهاده می‌نمود، استخوان‌های نازک شانه‌اش کتش را کمی بالاتر برده بود؛ داشت محکم فین می‌کرد. mizan_test_en_fa Take me with you, Clarissa thought impulsively, as if he were starting directly upon some great voyage کلاریسا به حکم غریزه در دل گفت، مرا با خود ببر، تو گویی پیتر از همان جا عازم سفری دریایی شده. mizan_test_en_fa and then, next moment, it was as if the five acts of a play that had been very exciting and moving were now over and she had lived a lifetime in them and had run away, had lived with Peter, and it was now over. و بعد، لحظه بعد، گویی پنج پرده نمایشی که بسیار هیجان انگیز و تکان دهنده بوده حال تمام شده باشد و او عمری در آن‌ها زیسته باشد و گریخته باشد، با پیتر زندگی کرده بود و حالا تمام شده بود. mizan_test_en_fa Now it was time to move, and, as a woman gathers her things together, her cloak, her gloves, her opera glasses, and gets up to go out of the theatre into the street, she rose from the sofa and went to Peter. حالا وقت حرکت بود و همچون زنی که چیزهایش را جمع و جور می‌کند، ردایش، دستکشش، دوربین اپرایش و بلند می‌شود تا از تماشاخانه به خیابان برود، از کاناپه بلند شد و به نزد پیتر رفت. mizan_test_en_fa And it was awfully strange, he thought, how she still had the power, as she came tinkling, rustling, still had the power as she came across the room, to make the moon, which he detested, rise at Bourton on the terrace in the summer sky. و پیتر، وقتی که او جرینگ جرینگ کنان و خش خش کنان می‌آمد، در دل گفت که چقدر غریب است که او هنوز این قدرت را دارد که کاری کند که ماه که این همه از آن بیزار بود، در بورتن در مهتابی در آسمان تابستانی بر آید. mizan_test_en_fa Tell me, he said, seizing her by the shoulders. شانه‌هایش را گرفت و گفت: بگو ببینم mizan_test_en_fa Are you happy, Clarissa? خوشبختی کلاریسا؟ mizan_test_en_fa Does Richard ریچارد mizan_test_en_fa Here is my Elizabeth, said Clarissa, emotionally, histrionically, perhaps. کلاریسا، هیجان زده، شاید متظاهرانه، گفت: این هم الیزابت من. mizan_test_en_fa How d'y do? said Elizabeth coming forward. الیزابت پیش که می‌آمد گفت: خوشوقتم. mizan_test_en_fa The sound of Big Ben striking the half hour struck out between them with extraordinary vigour صدای بینگ بن که ضربه نیم را می‌زد با قوتی خارق العاده میانشان طنین انداخت. mizan_test_en_fa as if a young man, strong, indifferent, inconsiderate, were swinging dumb bells this way and that. گویی مردی جوان، قوی، بی اعتنا، بی ملاحظه، دمبل‌ها را به این طرف و آن طرف تاب می‌داد. mizan_test_en_fa Hullo, Elizabeth! cried Peter پیتر فریاد زد: سلام الیزابت! mizan_test_en_fa stuffing his handkerchief into his pocket, going quickly to her, saying Good bye, Clarissa دستمالش را در جیبش چپاند، به سرعت به طرف الیزابت که می‌رفت گفت: خداحافظ کلاریسا. mizan_test_en_fa without looking at her, leaving the room quickly, and running downstairs and opening the hall door. بی آنکه به او نگاه کند، به سرعت از اتاق خارج شد، از پله‌ها پایین دوید و در سرسرا را باز کرد. mizan_test_en_fa Peter! cried Clarissa, following him out on to the landing. کلاریسا به دنبالش به پاگرد رفت و فریاد زد: پیتر! mizan_test_en_fa Peter! پیتر! mizan_test_en_fa My party to night! فریاد زد: مهمانی من! mizan_test_en_fa Remember my party to night! مهمانی من امشب یادت نرود! mizan_test_en_fa she cried, having to raise her voice against the roar of the open air, and, overwhelmed by the traffic and the sound of all the clocks striking, her voice crying Remember my party to night! ناچار شد صدایش را در هیاهوی بیرون خانه بالا ببرد و مقهور آمدشد بیرون و صدای تمامی ساعت‌ها که زنگ می‌زدند، صدایش که فریاد می‌زد: مهمانی من امشب یادت نرود! mizan_test_en_fa sounded frail and thin and very far away as Peter Walsh shut the door. ضعیف و لرزان و بسیار دور به گوش رسید وقتی که پیتر والش در را می‌بست. mizan_test_en_fa Remember my party, remember my party, said Peter Walsh as he stepped down the street, speaking to himself rhythmically, in time with the flow of the sound, the direct downright sound of Big Ben striking the half hour. پیتر والش به خیابان که پا می‌گذاشت، گفت مهمانی من یادت نرود، مهمانی من یادت نرود، با خودش به لحنی آهنگین حرف می‌زد، هماهنگ با جریان صدا، صدای صریح و قاطع بیگ بن که نیم ضربه می‌زد. mizan_test_en_fa The leaden circles dissolved in the air. حلقه‌های سربی در هوا محو می‌شد. mizan_test_en_fa Oh these parties, he thought; Clarissa's parties. در دل گفت، امان از این مهمانی‌ها، مهمانی‌های کلاریسا. mizan_test_en_fa Why does she give these parties, he thought. با خود گفت، چرا این مهمانی‌ها را می‌دهد؟ mizan_test_en_fa And there he was, this fortunate man, himself, reflected in the plate glass window of a motor car manufacturer in Victoria Street. و آن یک نفر، آن مرد خوش اقبال، خود او بود که تصویرش در شیشه قدی نمایشگاه کارخانه خودروسازی در خیابان ویکتوریا افتاده بود. mizan_test_en_fa All India lay behind him; plains, mountains; epidemics of cholera; تمامی هندوستان را پشت سر داشت؛ دشت‌ها؛ کوه‌ها؛ شیوع وبا mizan_test_en_fa a district twice as big as Ireland ناحیه‌ای دو برابر ایرلند؛ mizan_test_en_fa decisions he had come to alone he, Peter Walsh; تصمیماتی که به تنهایی گرفته بود، او، پیتر والش mizan_test_en_fa who was now really for the first time in his life, in love. که حال واقعا برای اولین بار در زندگی‌اش عاشق شده بود. mizan_test_en_fa Clarissa had grown hard, he thought با خود گفت، کلاریسا جدی شده mizan_test_en_fa and a trifle sentimental into the bargain, he suspected, looking at the great motor cars capable of doing how many miles on how many gallons? و مشغول تماشای اتومبیل‌های معرکه، ظن برد که علاوه بر آن اندکی هم احساساتی شده است، می‌توانستند با سرعت چند کیلومتر با چند لیتر بنزین بروند؟ mizan_test_en_fa For he had a turn for mechanics آخر استعداد مکانیکی داشت mizan_test_en_fa had invented a plough in his district, had ordered wheel barrows from England, but the coolies wouldn't use them, all of which Clarissa knew nothing whatever about. در ناحیه خود خیشی اختراع کرده بود، سفارش داده بود از انگلستان گاری دستی بیاورند، اما کارگرهای غربتی حاضر نبودند از آن‌ها استفاده کنند که کلاریسا از این‌ها هیچ نمی‌دانست. mizan_test_en_fa The way she said Here is my Elizabeth! آنطور که گفت: این هم الیزابت من! mizan_test_en_fa that annoyed him. این آزرده‌اش کرده بود. mizan_test_en_fa Why not Here's Elizabeth simply? چرا آدم فقط نگوید: این هم الیزابت؟ mizan_test_en_fa It was insincere. تصنعی بود. mizan_test_en_fa And Elizabeth didn't like it either. و الیزابت هم خوشش نیامد. mizan_test_en_fa Still the last tremors of the great booming voice shook the air round him; the half hour هنوز آخرین ارتعاشات غرش عظیم هوای اطرافش را می‌لرزاند؛ زنگ نیم mizan_test_en_fa still early هنوز زود بود mizan_test_en_fa only half past eleven still. تازه یازده و نیم بود. mizan_test_en_fa For he understood young people آخر جوان‌ها را درک می‌کرد mizan_test_en_fa he liked them. از آن‌ها خوشش می‌آمد. mizan_test_en_fa There was always something cold in Clarissa, he thought. با خودش گفت همیشه سردی ای در وجود کلاریسا بود. mizan_test_en_fa She had always, even as a girl, a sort of timidity, which in middle age becomes conventionality, and then it's all up, it's all up, he thought, looking rather drearily into the glassy depths, and wondering whether by calling at that hour he had annoyed her همیشه، حتی زمانی که دختر بود، حالتی خجول داشت که در میانسالی به متعارف بودن تبدیل شده بود و بیش و کم با ملال که به اعماق شیشه‌ای نگاه می‌کرد، با خود گفت آن وقت کار آدم تمام است، کار آدم تمام است و از خود پرسید شاید با رفتن به دیدارش در این ساعت او را رنجانده بوده. mizan_test_en_fa overcome with shame suddenly at having been a fool ناگهان غرق خجالت شد که چینین احمقی بوده است mizan_test_en_fa he wept گریه کرده است mizan_test_en_fa been emotional احساساتی شده است mizan_test_en_fa told her everything, as usual, as usual. همه چیز را به او گفته است، مثل همیشه، مثل همیشه. mizan_test_en_fa As a cloud crosses the sun, silence falls on London; and falls on the mind. همان گونه که ابری از برابر خورشید می‌گذرد، سکوت بر لندن فرو می‌افتد و بر ذهن فرو می‌افتد. mizan_test_en_fa Effort ceases. تلاش متوقف می‌شود. mizan_test_en_fa Time flaps on the mast. زمان بر دیرک تاب می‌خورد. mizan_test_en_fa There we stop; there we stand. آنجا متوقف می‌شویم؛ آنجا می‌ایستیم. mizan_test_en_fa Rigid, the skeleton of habit alone upholds the human frame. خشک، فقط استخوانبندی عادت است که قامت انسان را سر پا نگاه می‌دارد. mizan_test_en_fa Where there is nothing, Peter Walsh said to himself پیتر والش به خود گفت، جایی که هیچ چیز دیگری نیست mizan_test_en_fa feeling hollowed out, utterly empty within. احساس می‌کرد خالی شده است، درونش به تمامی تخلیه شده است. mizan_test_en_fa Clarissa refused me, he thought. با خود گفت، کلاریسا تقاضایم را رد کرد. mizan_test_en_fa He stood there thinking, Clarissa refused me. آنجا ایستاده بود و با خود می‌گفت کلاریسا تقاضایم را رد کرد. mizan_test_en_fa Ah, said St. Margaret's, like a hostess who comes into her drawing room on the very stroke of the hour and finds her guests there already. کلیسای سنت مارگرت گفت، اوه، مثل میزبانی که درست با زنگ ساعت وارد اتاق پذیرایی خود می‌شود و می‌بیند که مهمانانش زودتر آمده‌اند. mizan_test_en_fa I am not late. من دیر نکرده‌ام. mizan_test_en_fa No, it is precisely half past eleven, she says. می‌گوید نه دقیقا یازده و نیم است. mizan_test_en_fa Yet, though she is perfectly right با این حال، هر چند حق کاملا با اوست. mizan_test_en_fa her voice, being the voice of the hostess, is reluctant to inflict its individuality. صدایش که صدای میزبان‌هاست، از تحمیل فردیت خود اکراه دارد. mizan_test_en_fa Some grief for the past holds it back; some concern for the present. اندوهی برای گذشته مانعش می‌شود، نگرانی ای برای حال. mizan_test_en_fa It is half past eleven, she says, and the sound of St. Margaret's glides into the recesses of the heart and buries itself in ring after ring of sound, like something alive which wants to confide itself, to disperse itself, to be, with a tremor of delight, at rest like Clarissa herself, thought Peter Walsh, coming down the stairs on the stroke of the hour in white. می‌گوید ساعت یازده و نیم است و صدای ناقوس سنت مارگرت به زوایای قلب می‌جهد و در حلقه صدا خود را مدفون می‌کند، همچون چیزی زنده که می‌خواهد خود را محبوس کند، خود را پراکنده کند، یا لرزه‌ای از شادی بیارامد، پیتر والش با خود گفت، همچون خود کلاریسا که سر ساعت سفید پوش از پله‌ها پایین می‌آید. mizan_test_en_fa It is Clarissa herself, he thought, with a deep emotion, and an extraordinarily clear, yet puzzling, recollection of her, as if this bell had come into the room years ago, where they sat at some moment of great intimacy, and had gone from one to the other and had left, like a bee with honey, laden with the moment. با احساسی عمیق و خاطره به غایت روشن و در عین حال گیج کننده او، با خود گفت، خود کلاریساست، انگار که این زنگ‌ها سال‌ها پیش وارد اتاق شده باشد که در لحظه انسی وافر نشسته بودند و از یکی به نزد دیگری رفته و از اتاق خارج شده باشد، چونان زنبوری با عسل، سنگین بار از لحظه. mizan_test_en_fa But what room? اما کدام اتاق؟ mizan_test_en_fa What moment? کدام لحظه؟ mizan_test_en_fa And why had he been so profoundly happy when the clock was striking? و چرا وقتی ساعت داشت می‌نواخت، در عمق وجودش این همه شادمان بود؟ mizan_test_en_fa Then, as the sound of St. Margaret's languished, he thought, She has been ill, and the sound expressed languor and suffering. بعد، وقتی صدای سنت مارگاریت تحلیل رفت، در دل گفت، بیمار بوده و صدا رخوت و رنج را بیان می‌کرد. mizan_test_en_fa It was her heart, he remembered; and the sudden loudness of the final stroke tolled for death that surprised in the midst of life, Clarissa falling where she stood, in her drawing room. قلبش بود، یادش آمد؛ و بلندی ناگهانی ضربه آخر ناقوس مرگ بود که در میانه زندگی غافلگیر می‌کرد، کلاریسا که از همانجا که ایستاده بود، در اتاق پذیرایی‌اش، می‌افتاد. mizan_test_en_fa No! he cried. فریاد زد نه! mizan_test_en_fa She is not dead! نمرده است! mizan_test_en_fa I am not old, he cried, and marched up Whitehall, as if there rolled down to him, vigorous, unending, his future. فریاد زد، من پیر نیستم و محکم از وایت هال بالا رفت، گویی که آینده‌اش، پر شور، بی پایان، بر او گشوده بود. mizan_test_en_fa He was not old, or set, or dried in the least. پیر نشده بود، یا جدی، یا خشک، ابدا. mizan_test_en_fa As for caring what they said of him the Dalloways, the Whitbreads, and their set, he cared not a straw not a straw though it was true he would have, some time or other, to see whether Richard couldn't help him to some job . و اینکه به آنچه درباره او می‌گفتند چقدر اهمیت می‌داد، خانواده دلوی، خانواده ویتبرد و محفلشان، پر کاهی اهمیت نمی‌داد، پر کاهی هر چند گهگاهی البته ناچار شده بود به ریچارد متوسل شود تا ببیند می‌تواند کمکش کند کاری دست و پا کند. mizan_test_en_fa Striding, staring, he glared at the statue of the Duke of Cambridge. شلنگ اندازان، خشمگین، به مجسمه دوک کمبریج خیره ماند. mizan_test_en_fa He had been sent down from Oxford از آکسفورد اخراج شده بود mizan_test_en_fa It's true. درست است. mizan_test_en_fa He had been a Socialist سوسیالیست بود mizan_test_en_fa in some sense a failure به یک معنا شکست خورده mizan_test_en_fa Still the future of civilisation lies, he thought, in the hands of young men like that با این همه با خود گفت، آینده تمدن در دستان مردان جوانی چون اوست. mizan_test_en_fa of young men such as he was, thirty years ago مردان جوانی چون او که بود، سی سال پیش mizan_test_en_fa with their love of abstract principles با عشقشان به اصول انتزاعی mizan_test_en_fa getting books sent out to them all the way from London to a peak in the Himalayas که سفارش می‌دادند برایشان از لندن تا به قله‌ای در کوه‌های هیمالایا کتاب بفرستند. mizan_test_en_fa reading science علوم می‌خواندند mizan_test_en_fa reading philosophy. فلسفه می‌خواندند. mizan_test_en_fa The future lies in the hands of young men like that, he thought. با خود گفت، آینده در دستان مردان جوانی چون اوست. mizan_test_en_fa A patter like the patter of leaves in a wood came from behind, and with it a rustling, regular thudding sound, which as it overtook him drummed his thoughts, strict in step, up Whitehall, without his doing. صدای تپ تپی مثل برگ‌ها در جنگل از پشت سرش آمد و همراه با آن صدای خش خش اصطکاک و گرومب گرومبی خفه و منظم که همانطور که از او سبقت می‌گرفت افکارش را به کوبش طبل، با قدم‌های منضبط، بی دخالت او، از وایت هال بالا برد. mizan_test_en_fa Boys in uniform, carrying guns, marched with their eyes ahead of them, marched, their arms stiff, and on their faces an expression like the letters of a legend written round the base of a statue praising duty, gratitude, fidelity, love of England. پسرهای اونیفرم پوش، تفنگ به دوش، با چشمانی دوخته به روبرو، قدم رو می‌رفتند، قدم رو می‌رفتند، با دستان خشک و حالت صورتشان چونان حروفی افسانه‌ای بود که دورادور پایه مجسمه‌ای در ستایش وظیفه، امتنان و وفاداری، عشق به انگلستان نوشته شده است. mizan_test_en_fa It is, thought Peter Walsh, beginning to keep step with them, a very fine training. پیتر والش با خود گفت، دارد با آن‌ها همگام می‌شود، خیلی خوب آموزش دیده‌اند. mizan_test_en_fa But they did not look robust. اما ظاهر تنومندی نداشتند. mizan_test_en_fa They were weedy for the most part, boys of sixteen, who might, to morrow, stand behind bowls of rice, cakes of soap on counters. بیش‌ترشان لاغر مردنی بودند، پسرهای شانزده ساله که ممکن بود همین فردا پشت کاسه‌های برنج، قالب‌های صابون روی پیشخان بایستند. mizan_test_en_fa Now they wore on them unmixed with sensual pleasure or daily preoccupations the solemnity of the wreath which they had fetched from Finsbury Pavement to the empty tomb. بر چهره‌هایشان وقار نیامیخته با لذت حسی یا مشغله‌های روزمرگی حلقه گلی بود که از فینزبری پیومنت تا به مقبره خالی برده بودند. mizan_test_en_fa They had taken their vow. سوگندشان را خورده بودند. mizan_test_en_fa The traffic respected it; vans were stopped. جریان رفت و آمد به آن احترام گذاشت؛ وانت‌ها توقف کردند. mizan_test_en_fa I can't keep up with them, Peter Walsh thought, as they marched up Whitehall, and sure enough, on they marched, past him, past every one, in their steady way, as if one will worked legs and arms uniformly, and life, with its varieties, its irreticences, had been laid under a pavement of monuments and wreaths and drugged into a stiff yet staring corpse by discipline. پیتر والش، همانطور که از وایت هال بالا می‌رفتند، با خود گفت، نمی‌توانم پا به پایشان بروم و قطعا همین طور پیشروی می‌کردند، با آن نظمشان از او می‌گذشتند، از همه می‌گذشتند، گویی اراده‌ای واحد پاها و دست‌هایشان را یکپارچه حرکت می‌داد و زندگی، با گونه گونی‌هایش، با مهار گسیختگی‌اش، ناخود داری‌هایش، زیر سنگفرش بناهای یادبود و حلقه‌های گل گذاشته شده بود و به مدد انضباط به صورت جنازه‌ای خشک اما خیره تخدیر شده بود. mizan_test_en_fa One had to respect it بایست به آن احترام گذاشت mizan_test_en_fa one might laugh شاید آدم را به خنده می‌انداخت mizan_test_en_fa but one had to respect it, he thought. اما به خود گفت، آدم لاجرم به آن احترام می‌گذارد. mizan_test_en_fa There they go, thought Peter Walsh, pausing at the edge of the pavement پیتر والش، بر لبه جدول که مکثی کرد، با خود گفت، ببین که می‌روند. mizan_test_en_fa and all the exalted statues, Nelson, Gordon, Havelock, the black, the spectacular images of great soldiers stood looking ahead of them, as if they too had made the same renunciation Peter Walsh felt he too had made it, the great renunciation و تمامی آن تماشایی سربازان بزرگ چشم دوخته به جلو ایستاده بودند، گویی آن‌ها هم ترک نفس کرده بودند پیتر والش احساس می‌کرد که خودش هم آن ترک نفس را از سر گذرانده است mizan_test_en_fa trampled under the same temptations, and achieved at length a marble stare. لگد کوب همان وسوسه‌ها و سرانجام به نگاه خیره مرمری دست یافته بودند. mizan_test_en_fa But the stare Peter Walsh did not want for himself in the least; though he could respect it in others. اما پیتر والش اصلا این نگاه خیره برای خود نمی‌خواست، هر چند از او بر می‌آمد که در دیگران کتابخانه نودهشتیا خانم دالووی ویرجینیا وولف ۴۲ بدان احتراک بگذارد. mizan_test_en_fa He could respect it in boys. از او بر می‌آمد که در پسرها به آن احترام بگذارد. mizan_test_en_fa They don't know the troubles of the flesh yet, he thought, as the marching boys disappeared in the direction of the Strand all that I've been through, he thought, crossing the road, and standing under Gordon's statue, Gordon whom as a boy he had worshipped; Gordon standing lonely with one leg raised and his arms crossed poor Gordon, he thought. پسرها که قدم رو در جهت خیابان استرند ناپیدید می‌شدند، با خود گفت آنان هنوز دردسرهای تن را نمی‌شناسند، از عرض خیابان که رد می‌شد و زیر مجسمه گوردن که می‌ایستاد، گوردنی که در بچگی می‌پرستید، در دل گفت، آنچه من از سر گذرانده‌ام؛ گوردن تنها ایستاده با پایی برافراشته و دست‌ها قلاب شده بر سینه، در دل گفت، بیچاره گوردن. mizan_test_en_fa And just because nobody yet knew he was in London, except Clarissa, and the earth, after the voyage, still seemed an island to him, the strangeness of standing alone, alive, unknown, at half past eleven in Trafalgar Square overcame him. و دقیقا به این دلیل که هنوز کسی نمی‌دانست او در لندن است، به جز کلاریسا و زمین را، پس از سفر دریایی، هنوز جزیره می‌دید، غرابت تنها ایستادن، زنده، ناشناس، در ساعت یازده و نیم در میدان ترافالگار، بر او چیره شد. mizan_test_en_fa What is it? این چیست؟ mizan_test_en_fa Where am I? من کجایم؟ mizan_test_en_fa And why, after all, does one do it? و چرا آدم این کار را بکند؟ mizan_test_en_fa the divorce seeming all moonshine. به نظرش طلاق ابلهانه بود. mizan_test_en_fa And down his mind went flat as a marsh, and three great emotions bowled over him و ذهنش ساکن شد همچون مرداب و سه احساس عظیم غافلگیرش کرد؛ mizan_test_en_fa understanding; درک؛ mizan_test_en_fa a vast philanthropy; انساندوستی عظیم؛ mizan_test_en_fa and finally, as if the result of the others, an irrepressible, exquisite delight و سرانجام، گویی در نتیجه آن دو، شادی سرکوب نشدنی و متعالی mizan_test_en_fa as if inside his brain by another hand strings were pulled, shutters moved, and he, having nothing to do with it, yet stood at the opening of endless avenues, down which if he chose he might wander. گویی در درون مغزش دستی دیگر تارها را کشید، کرکره‌ها را باز کرد و او که هیچ دخالتی نداشت، هنوز در آستانه خیابان‌های بی پایانی ایستاده بود که می‌توانست اگر بخواهد در آن‌ها پرسه بزند. mizan_test_en_fa He had not felt so young for years. سال‌ها بود که این همه احساس جوانی نکرده بود. mizan_test_en_fa He had escaped! گریخته بود! mizan_test_en_fa was utterly free as happens in the downfall of habit when the mind, like an unguarded flame, bows and bends and seems about to blow from its holding. مطلقا آزاد بود، همان طور که در فروریزی عادت پیش می‌آید، وقتی که ذهن، همچون شعله‌ای بی حفاظ، خم می‌شود و دوتا می‌شود و گویی همین حالاست که از چنگش بیرون بجهد. mizan_test_en_fa I haven't felt so young for years! thought Peter پیتر با خود گفت، سال‌ها بود که این همه احساس جوانی نکرده بودم! mizan_test_en_fa escaping only of course for an hour or so from being precisely what he was, and feeling like a child who runs out of doors, and sees, as he runs, his old nurse waving at the wrong window. گریز البته فقط به مدت یکی دو ساعت از اینکه دقیقا همان باشد که بود و احساس اینکه کودکی است که از در بیرون می‌رود و و وقت دویدن می‌بیند پرستار پیرش از پشت پنجره‌ای بی ربط دست تکان می‌دهد. mizan_test_en_fa But she's extraordinarily attractive, he thought, as, walking across Trafalgar Square in the direction of the Haymarket, came a young woman who, as she passed Gordon's statue, seemed, Peter Walsh thought susceptible as he was , to shed veil after veil, until she became the very woman he had always had in mind; young, but stately; merry, but discreet; black, but enchanting. اما همانطور که از میدان ترافالگار در جهت هی مارکت عبور می‌کرد، زنی جوانی آمد که وقتی از کنار مجسمه گوردن رد می‌شد با خود گفت عجب جذاب است و پیتر والش در آن حالت که پذیرای هر تاثیری شده بود با خود گفت انگار حجاب از پی حجاب فرو می‌افتد تا وقتی که بشود همان زنی که همیشه در ذهن داشت؛ جوان، اما با وقار؛ سرخوش، اما خوددار، سیاه مو، اما افسونگر. mizan_test_en_fa In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful. به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی.///به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی.///به نام خداى بخشاینده مهربان‌///به نام خداوند هستى بخش مهربان///به نام خداوند رحمتگر مهربان///به نام خداوند بخشنده‌ى مهربان.///به نام خداوند بخشنده مهربان///به نام خداوند بخشنده مهربان‌///به نام خداوند بخشنده بخشایشگر///بنام خداوند بخشاینده مهربان‌///به نام خدای رحمتگر بر آفریدگان، رحمتگر بر ویژگان‌ quran_en_fa Praise be to Allah, the Cherisher and Sustainer of the worlds; همه ستایش‌ها، ویژه خدا، مالک و مربی جهانیان است.///همه ستایش‌ها، ویژه خدا، مالک و مربی جهانیان است.///ستایش خدا را که پروردگار جهانیان است.///ستایش خداى را که پروردگار جهانیان است///ستایش خدایى را که پروردگار جهانیان،///سپاس و ستایش مخصوص خداوندى است که پروردگار جهانیان است.///ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است.///سپاس خداوند را که پروردگار جهانیان است‌///ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است.///سپاس خدایرا پروردگار جهانیان‌///هر ستایش ویژه‌ی خدا -پروردگار جهانیان- است. quran_en_fa Most Gracious, Most Merciful; رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگی است.///رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگی است.///آن بخشاینده مهربان،///آن هستى بخش مهربان///رحمتگر مهربان،///[خدایى که] بخشنده و مهربان است.///خدایی که بخشنده و مهربان است.///خدای رحمان مهربان‌///(خداوندی که) بخشنده و بخشایشگر است (و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته).///بخشاینده مهربان‌///(خدای) رحمتگر بر آفریدگان، رحمتگر بر ویژگان. quran_en_fa Master of the Day of Judgment. مالک و فرمانروای روز پاداش و کیفر است.///مالک و فرمانروای روز پاداش و کیفر است.///آن فرمانرواى روز جزا.///صاحب روز جزا/// [و] خداوند روز جزاست.///[خدایى که] مالک روز جزاست.///مالک (و پادشاه) روز جزاست (روز کیفر نیک و بد خلق).///دادار روز جزا///(خداوندی که) مالک روز جزاست.///که فرمانروای روز رستاخیز است‌///مالک روز بروز طاعت. quran_en_fa Thee do we worship, and Thine aid we seek. [پروردگارا!] تنها تو را می‌پرستیم وتنها از تو کمک می‌خواهیم.///[پروردگارا!] تنها تو را می‌پرستیم وتنها از تو کمک می‌خواهیم.///تنها تو را مى پرستیم و تنها از تو یارى مى‌جوییم.///[بار الها] تنها تو را مى‌پرستیم و تنها از تو یارى مى‌جوییم/// [بار الها] تنها تو را مى‌پرستیم، و تنها از تو یارى مى‌جوییم.///[خدایا!] تنها تو را مى‌پرستیم و تنها از تو یارى مى‌جوییم.///(پروردگارا) تنها تو را می‌پرستیم، و از تو یاری می‌جوییم و بس.///[خداوندا] تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌خواهیم‌///(پروردگارا!) تنها تو را می‌پرستیم؛ و تنها از تو یاری می‌جوییم.///خدایا تو را پرستش کنیم و از تو یاری خواهیم‌///تنها تو را می‌پرستیم، و تنها تو را (به) کمک می‌طلبیم quran_en_fa Show us the straight way, ما را به راه راست راهنمایی کن.///ما را به راه راست راهنمایی کن.///ما را به راه راست هدایت کن:///ما را به راه راست هدایت فرما///ما را به راه راست هدایت فرما،///[خداوندا!] ما را به راه راست هدایت فرما.///تو ما را به راه راست هدایت فرما.///ما را بر راه راست استوار بدار///ما را به راه راست هدایت کن …///ما را به راه راست هدایت فرما///ما را (به) راه راست هدایت فرما quran_en_fa The way of those on whom Thou hast bestowed Thy Grace, those whose (portion) is not wrath, and who go not astray. راه کسانی [چون پیامبران، صدیقان، شهیدان و صالحان که به خاطر لیاقتشان] به آنان نعمت [ایمان، عمل شایسته و اخلاق حسنه] عطا کردی، هم آنان که نه مورد خشم تواند و نه گمراه‌اند.///راه کسانی [چون پیامبران، صدیقان، شهیدان و صالحان که به خاطر لیاقتشان] به آنان نعمت [ایمان، عمل شایسته و اخلاق حسنه] عطا کردی، هم آنان که نه مورد خشم تواند و نه گمراه‌اند.///راه کسانى که ایشان را نعمت داده‌اى، نه خشم گرفتگان بر آنها و نه گمراهان.///راه آنان که موهبتشان دادى، نه راه غضب شدگان و نه گمراهان///راه آنان که گرامى‌شان داشته‌اى، نه [راه‌] مغضوبان، و نه [راه‌] گمراهان.///راه کسانى که به آنان نعمت دادى، نه کسانى که مورد غضب واقع شدند و نه گمراهان.///راه آنان که به آنها انعام فرمودی، نه راه کسانی که بر آنها خشم فرمودی (قوم یهود) و نه گمراهان (چون اغلب نصاری).///راه کسانی که آنان را نواخته‌ای، آنان نه که از نظر انداخته‌ای، و نه گمراهان‌///راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی؛ نه کسانی که بر آنان غضب کرده‌ای؛ و نه گمراهان.///راه آنانکه برایشان روزی فرستادی نه راه غضب‌شدگان و نه راه گمگشتگان‌///راه کسانی که بر (سر و سامان) شان نعمت فروریختی، نه (راه) غضب‌‌شدگان، و نه (راه) گمراهان. quran_en_fa A. L. M. الم///الم///الف. لام. میم.///الف، لام، میم///الف، لام، میم.///الف، لام، میم.///الم (از رموز قرآن است).///الم [الف لام میم‌]///الم (بزرگ است خداوندی که این کتاب عظیم را، از حروف ساده الفبا به وجود آورده).///الم‌///الم. quran_en_fa This is the Book; in it is guidance sure, without doubt, to those who fear Allah; در [وحی بودن و حقانیت] این کتاب [با عظمت] هیچ شکی نیست؛ سراسرش برای پرهیزکاران هدایت است.///در [وحی بودن و حقانیت] این کتاب [با عظمت] هیچ شکی نیست؛ سراسرش برای پرهیزکاران هدایت است.///این است همان کتابى که در آن هیچ شکى نیست. پرهیزگاران را راهنماست:///آن کتاب [بلند مرتبه‌] هیچ تردیدى در آن نیست، راهنماى پرهیزگاران است///این است کتابى که در [حقانیت‌] آن هیچ تردیدى نیست؛ [و] مایه هدایت تقواپیشگان است:///آن کتاب [با عظمت که] در [حقانیت] آن هیچ تردیدى راه ندارد، راهنماى پرهیزکاران است.///این کتاب که هیچ شک در آن نیست، راهنمای پرهیزگاران است.///این کتابی است که شک در آن روا نیست [که‌] راهنمای پرهیزگاران است‌///آن کتاب با عظمتی است که شک در آن راه ندارد؛ و مایه هدایت پرهیزکاران است.///این نامه که تردیدی در آن نیست راهنمای پرهیزکاران است‌///این همان کتاب است (که) در (حقانیت) آن هیچ شک مستندی نیست، (و) رهنمودی است برای تقواپیشگان. quran_en_fa Who believe in the Unseen, are steadfast in prayer, and spend out of what We have provided for them; آنان که به غیب ایمان دارند و نماز را بر پا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم، انفاق می‌کنند.///آنان که به غیب ایمان دارند و نماز را بر پا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم، انفاق می‌کنند.///آنان که به غیب ایمان مى‌آورند و نماز مى گزارند، و از آنچه روزیشان داده‌ایم انفاق مى کنند،///آنان که به غیب ایمان مى‌آورند و نماز را برپا مى‌دارند و از آنچه روزیشان کرده‌ایم، انفاق مى‌کنند///آنان که به غیب ایمان مى‌آورند، و نماز را بر پا مى‌دارند، و از آنچه به ایشان روزى داده‌ایم انفاق مى‌کنند؛///[متقین] کسانى هستند که به غیب ایمان دارند و نماز را به پاى مى‌دارند و از آنچه به آنان روزى داده‌ایم، انفاق مى‌کنند.///آن کسانی که به جهان غیب ایمان آرند و نماز به پا دارند و از هر چه روزیشان کردیم به فقیران انفاق کنند.///همان کسانی که به غیب ایمان دارند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه روزیشان داده‌ایم، انفاق می‌کنند///(پرهیزکاران) کسانی هستند که به غیب [=آنچه از حس پوشیده و پنهان است‌] ایمان می‌آورند؛ و نماز را برپا می‌دارند؛ و از تمام نعمتها و مواهبی که به آنان روزی داده‌ایم، انفاق می‌کنند.///که به نادیده ایمان آوردند و برپای دارند نماز را و از آنچه بدانان داده‌ایم ببخشند///کسانی که به غیب (وحیانی) ایمان می‌آورند و نماز را بر پا می‌دارند و از آنچه روزیشان داده‌ایم انفاق می‌کنند. quran_en_fa And who believe in the Revelation sent to thee, and sent before thy time, and (in their hearts) have the assurance of the Hereafter. و آنان که به آنچه به سوی تو و به آنچه پیش از تو نازل شده، مؤمن هستند و به آخرت یقین دارند.///و آنان که به آنچه به سوی تو و به آنچه پیش از تو نازل شده، مؤمن هستند و به آخرت یقین دارند.///و آنان که به آنچه بر تو و بر پیامبران پیش از تو نازل شده است ایمان مى‌آورند و به آخرت یقین دارند.///و آنان که به آنچه به تو نازل گردیده و آنچه پیش از تو نازل شده، ایمان مى‌آورند و اینانند که به آخرت یقین دارند///و آنان که بدانچه به سوى تو فرود آمده، و به آنچه پیش از تو نازل شده است، ایمان مى آورند؛ و آنانند که به آخرت یقین دارند.///و آنان به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پیش از تو [بر پیامبران] نازل گردیده، ایمان دارند و هم آنان به آخرت [نیز] یقین دارند.///و آنان که ایمان آرند به آنچه به تو و آنچه به (پیغمبران) پیش از تو فرستاده شده و آنها خود به عالم آخرت یقین دارند.///و کسانی که به آنچه بر تو نازل شده است و آنچه پیش از تو فرود آمده است، ایمان دارند و هم آنان به آخرت ایقان دارند///و آنان که به آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پیش از تو (بر پیامبران پیشین) نازل گردیده، ایمان می‌آورند؛ و به رستاخیز یقین دارند.///و آن کسانی که ایمان آوردند بدانچه بر تو و پیش از تو نازل شده است و به آخرت یقین دارند///و کسانی که به آنچه سوی تو فرود آمده، و آنچه پیش از تو فرود آمده، ایمان می‌آورند. و (هم) آنان‌ (اند که) به آخرت یقین می‌آورند. quran_en_fa They are on (true) guidance, from their Lord, and it is these who will prosper. آنانند که از سوی پروردگارشان بر [راه] هدایت اند و آنانند که رستگارند.///آنانند که از سوی پروردگارشان بر [راه] هدایت اند و آنانند که رستگارند.///ایشان از سوى پروردگارشان قرین هدایتند، و خود رستگارانند.///آنان بر هدایتى از پروردگار خویشند و هم ایشان رستگارانند///آنان برخوردار از هدایتى از سوى پروردگار خویشند؛ و آنان همان رستگارانند.///تنها آنان از جانب پروردگارشان بر هدایتند و آنان همان رستگاران هستند.///آنان از لطف پروردگار خویش به راه راستند و آنها به حقیقت، رستگاران عالمند.///اینان از جانب پروردگارشان از هدایتی برخوردارند و هم اینان رستگارانند///آنان بر طریق هدایت پروردگارشانند؛ و آنان رستگارانند.///آنانند بر هدایتی از پروردگار خویش و آنانند رستگاران‌///ایشان بر هدایتی از (سوی) پروردگارشان (استوار) ند، و ایشان، (هم) اینان رستگارکنندگان (خود و دیگران) اند quran_en_fa As to those who reject Faith, it is the same to them whether thou warn them or do not warn them; they will not believe. بی تردید برای کسانی که [به خدا و آیاتش] کافرند مساوی است چه [از عذاب] بیمشان دهی یا بیمشان ندهی، ایمان نمی‌آورند.///بی تردید برای کسانی که [به خدا و آیاتش] کافرند مساوی است چه [از عذاب] بیمشان دهی یا بیمشان ندهی، ایمان نمی‌آورند.///کافران را خواه بترسانى یا نترسانى تفاوتشان نکند، ایمان نمى آورند.///به راستى آنان که کفر ورزیدند تفاوتشان نکند چه انذارشان کنى یا انذارشان نکنى ایمان نمى‌آورند///در حقیقت کسانى که کفر ورزیدند -چه بیمشان دهى، چه بیمشان ندهى- بر ایشان یکسان است؛ [آنها] نخواهند گروید.///کسانى که کفر ورزیده‌اند، براى آنها یکسان است که هشدارشان بدهى یا هشدارشان ندهى، آنان ایمان نخواهند آورد.///(ای رسول ما) کافران را یکسان است که ایشان را بترسانی یا نترسانی، ایمان نخواهند آورد.///برای کافران یکسان است چه هشدارشان بدهی چه هشدارشان ندهی، ایمان نمی‌آورند///کسانی که کافر شدند، برای آنان تفاوت نمی‌کند که آنان را (از عذاب الهی) بترسانی یا نترسانی؛ ایمان نخواهند آورد.///همانا گروه کفار یکسان است بر ایشان بترسانیشان یا نترسانیشان ایمان نیاورند///بی‌گمان کسانی که کافر شدند [: حق را پوشاندند] -چه هشدارشان دهی یا هشدارشان ندهی- برایشان یکسان است. (اینان) ایمان نمی‌آورند. quran_en_fa Allah hath set a seal on their hearts and on their hearing, and on their eyes is a veil; great is the penalty they (incur). خدا [به کیفر کفرشان] بر دل‌ها و گوش هایشان مهر [تیره بختی] نهاده، و بر چشم هایشان پرده‌ای [از تاریکی است که فروغ هدایت را نمی‌بینند]، و برای آنان عذابی بزرگ است.///خدا [به کیفر کفرشان] بر دل‌ها و گوش هایشان مهر [تیره بختی] نهاده، و بر چشم هایشان پرده‌ای [از تاریکی است که فروغ هدایت را نمی‌بینند]، و برای آنان عذابی بزرگ است.///خدا بر دلهایشان و بر گوششان مهر نهاده و بر روى چشمانشان پرده‌اى است، و برایشان عذابى است بزرگ.///خدا بر دل‌ها و شنوایى‌شان مهر نهاده و بر چشمانشان پرده‌اى است و آنها را عذابى بزرگ است///خداوند بر دلهاى آنان، و بر شنوایى ایشان مهر نهاده؛ و بر دیدگانشان پرده‌اى است؛ و آنان را عذابى دردناک است.///خداوند بر دل‌ها و بر گوش آنان مهر زده است و در برابر چشمانشان پرده‌اى است و عذاب بزرگى در انتظار آنهاست.///خدا مهر نهاد بر دلها و گوشهای ایشان، و بر چشمهای ایشان پرده افتاده، و ایشان را عذابی سخت خواهد بود.///خداوند بر دلها و بر گوشهایشان مهر نهاده است، و بر دیدگانشان پرده‌ای است و عذابی بزرگ [در پیش‌] دارند///خدا بر دلها و گوشهای آنان مهر نهاده؛ و بر چشمهایشان پرده‌ای افکنده شده؛ و عذاب بزرگی در انتظار آنهاست.///مهر نهاد خدا بر دلهاشان و بر گوش ایشان و بر دیدگان ایشان است پرده‌ای و برای ایشان است شکنجه بزرگ‌///خدا بر دل‌هاشان و بر گوش‌هایشان مهر (پایانی) زده و بر چشم‌هایشان پرده‌ای (پوشانده) و برایشان عذابی بزرگ است. quran_en_fa Of the people there are some who say: "We believe in Allah and the Last Day;" but they do not (really) believe. و گروهی از مردم [که اهل نفاق اند] می‌گویند: ما به خدا و روز قیامت ایمان آوردیم، در حالی که آنان مؤمن نیستند.///و گروهی از مردم [که اهل نفاق اند] می‌گویند: ما به خدا و روز قیامت ایمان آوردیم، در حالی که آنان مؤمن نیستند.///پاره‌اى از مردم مى‌گویند: به خدا و روز قیامت ایمان آورده‌ایم. حال آنکه ایمان نیاورده‌اند.///و از مردم کسانى هستند که مى‌گویند: ما به خدا و روز واپسین ایمان آورده‌ایم. ولى آنان مؤمن نیستند///و برخى از مردم مى‌گویند: «ما به خدا و روز بازپسین ایمان آورده‌ایم»، ولى گروندگان [راستین‌] نیستند.///و گروهى از مردم کسانى هستند که مى‌گویند: «به خدا و روز قیامت ایمان آورده‌ایم!» در حالى که ایمان نیاورده‌اند.///و گروهی از مردم (یعنی منافقان) گویند: ما ایمان آورده‌ایم به خدا و به روز قیامت، و حال آنکه ایمان نیاورده‌اند.///و کسانی از مردم هستند که می‌گویند به خداوند و روز بازپسین ایمان آورده‌ایم، ولی آنان مؤمن نیستند///گروهی از مردم کسانی هستند که می‌گویند: «به خدا و روز رستاخیز ایمان آورده‌ایم.» در حالی که ایمان ندارند.///و از مردمند گروهی که گویند ایمان آوردیم به خدا و به روز بازپسین حالی که نیستند مؤمنان‌///و از مردمان، کسانی (هستند که به زبان) می‌گویند: «ما به خدا و به روز واپسین ایمان آورده‌ایم.» حال آن که اینان (از) ایمان‌آورندگان نیستند. quran_en_fa Fain would they deceive Allah and those who believe, but they only deceive themselves, and realise (it) not! [به گمان باطلشان] می‌خواهند خدا و اهل ایمان را فریب دهند، در حالی که جز خودشان را فریب نمی‌دهند، ولی [این حقیقت را] درک نمی‌کنند.///[به گمان باطلشان] می‌خواهند خدا و اهل ایمان را فریب دهند، در حالی که جز خودشان را فریب نمی‌دهند، ولی [این حقیقت را] درک نمی‌کنند.///اینان خدا و مؤمنان را مى‌فریبند، و نمى‌دانند که تنها خود را فریب مى‌دهند.///مى‌خواهند خدا و مؤمنان را فریب دهند، در حالى که جز خودشان را فریب نمى‌دهند، ولى نمى‌فهمند///با خدا و مؤمنان نیرنگ مى‌بازند؛ ولى جز بر خویشتن نیرنگ نمى‌زنند، و نمى‌فهمند.///آنان با خداوند و مؤمنان نیرنگ مى‌کنند در حالى که جز خودشان را فریب نمى‌دهند، اما نمى‌فهمند!///می‌خواهند خدا و اهل ایمان را فریب دهند و حال آنکه فریب ندهند مگر خود را، و این را نمی‌دانند.///می‌خواهند به خداوند و مؤمنان نیرنگ بزنند، در حالی که جز به خودشان نیرنگ نمی‌زنند، و نمی‌دانند///می‌خواهند خدا و مؤمنان را فریب دهند؛ در حالی که جز خودشان را فریب نمی‌دهند؛ (اما) نمی‌فهمند.///نیرنگ با خدا و مؤمنان می‌بازند حالی که فریب نمی‌دهند جز خویشتن را و درنمی‌یابند///(آنها می‌پندارند) به خدا و کسانی که ایمان آوردند نیرنگ می‌زنند، ولی جز بر خویشتن نیرنگ نمی‌زنند، و باریک‌بینی نمی‌کنند. quran_en_fa In their hearts is a disease; and Allah has increased their disease: And grievous is the penalty they (incur), because they are false (to themselves). در دل آنان بیماری [سختی از نفاق] است، پس خدا به کیفر نفاقشان بر بیماریشان افزود، و برای آنان در برابر آنچه همواره دروغ می‌گفتند، عذابی دردناک است.///در دل آنان بیماری [سختی از نفاق] است، پس خدا به کیفر نفاقشان بر بیماریشان افزود، و برای آنان در برابر آنچه همواره دروغ می‌گفتند، عذابی دردناک است.///در دلهاشان مرضى است و خدا نیز بر مرضشان بیفزوده است و به کیفر دروغى که گفته‌اند برایشان عذابى است دردآور.///در دل‌هایشان بیمارى است، پس خدا ایشان را بیمارى افزود، و آنان را به سزاى این که دروغ مى‌گفتند عذابى دردناک است///در دلهایشان مرضى است؛ و خدا بر مرضشان افزود؛ و به [سزاى‌] آنچه به دروغ مى گفتند، عذابى دردناک [در پیش‌] خواهند داشت.///در دل‌هاى آنان یک نوع بیمارى است؛ خداوند بر بیمارى آنان افزوده؛ و به خاطر دروغ‌هایى که مى‌گفتند، عذاب دردناکى در انتظار آنهاست.///در دلهای ایشان بیماری (جهل و عناد) است، خدا بر بیماری آنها بیفزاید، و برای ایشان است عذابی دردناک، به سبب آنکه پیوسته دروغ می‌گفتند.///در دلهایشان بیماری‌ای هست و خداوند بر بیماریشان بیفزاید، و به کیفر دروغی که می‌گفتند عذابی دردناک [در پیش‌] دارند///در دلهای آنان یک نوع بیماری است؛ خداوند بر بیماری آنان افزوده؛ و به خاطر دروغهایی که میگفتند، عذاب دردناکی در انتظار آنهاست.///در دلهای آنان است مرضی و خدا بیفزودشان مرضی و ایشان را است عذابی دردناک بدانچه بودند دروغ می‌گفتند///در دل‌هاشان مرضی است، پس خدا بر مرضشان افزود و به (سزای) آنچه دروغ می‌گفتند، برایشان عذابی دردناک است. quran_en_fa When it is said to them: "Make not mischief on the earth," they say: "Why, we only Want to make peace!" چون به آنان گویند: در زمین فساد نکنید، می‌گویند: فقط ما اصلاح گریم!///چون به آنان گویند: در زمین فساد نکنید، می‌گویند: فقط ما اصلاح گریم!///چون به آنان گفته شود که در زمین فساد مکنید، مى‌گویند: ما مصلحانیم.///و چون به آنان گفته شود: در زمین فساد نکنید، گویند: جز این نیست که ما اصلاحگرانیم///و چون به آنان گفته شود: «در زمین فساد مکنید»، مى‌گویند: «ما خود اصلاحگریم.»///و هنگامى که به آنان گفته شود: «در زمین فساد نکنید!» مى‌گویند: «ما فقط اصلاح کننده‌ایم!»///و چون آنان را گویند که فساد در زمین نکنید، گویند: تنها ما کار به صلاح کنیم.///و چون به آنان گفته شود در [این‌] سرزمین فساد نکنید، گویند ما که اهل اصلاحیم‌///و هنگامی که به آنان گفته شود: «در زمین فساد نکنید» می‌گویند: «ما فقط اصلاح‌کننده‌ایم»!///و اگر گفته شود بدیشان فساد نکنید در زمین گویند نیستیم ما جز اصلاح‌کنندگان‌///و هنگامی که برایشان گفته شود: «در زمین افساد مکنید»، گویند: «تنها ما اصلاح‌کنندگانیم.» quran_en_fa Of a surety, they are the ones who make mischief, but they realise (it) not. آگاه باشید! یقینا خود آنان فسادگرند، ولی درک نمی‌کنند.///آگاه باشید! یقینا خود آنان فسادگرند، ولی درک نمی‌کنند.///آگاه باشید که اینان خود تبهکارانند و نمى‌دانند.///به هوش باش که همین‌ها تبهکارانند ولى نمى‌فهمند///بهوش باشید که آنان فسادگرانند، لیکن نمى‌فهمند.///آگاه باشید! اینها همان مفسدانند؛ ولى نمى‌فهمند.///آگاه باشید آنها خود مفسدند ولی نمی‌دانند.///بدانید که ایشان اهل فسادند، ولی خود نمی‌دانند///آگاه باشید! اینها همان مفسدانند؛ ولی نمی‌فهمند.///همانا آنانند مفسدان و لیکن درنمی‌یابند///هان که آنان خودشان افسادکنندگانند و لیکن باریک‌بینی نمی‌کنند. quran_en_fa When it is said to them: "Believe as the others believe:" They say: "Shall we believe as the fools believe?" Nay, of a surety they are the fools, but they do not know. چون به آنان گویند: ایمان آورید چنان که دیگر مردم ایمان آوردند می‌گویند: آیا ما هم مانند سبک مغزان ایمان آوریم؟! آگاه باشید! قطعا اینان خود سبک مغزند، ولی [از شدت کوردلی به این حقیقت] آگاه نیستند.///چون به آنان گویند: ایمان آورید چنان که دیگر مردم ایمان آوردند می‌گویند: آیا ما هم مانند سبک مغزان ایمان آوریم؟! آگاه باشید! قطعا اینان خود سبک مغزند، ولی [از شدت کوردلی به این حقیقت] آگاه نیستند.///و چون به آنان گفته شود که شما نیز همانند دیگر مردمان ایمان بیاورید، مى‌گویند: آیا ما نیز همانند بیخردان ایمان بیاوریم؟ آگاه باشید، که آنان خود بیخردانند و نمى‌دانند.///و چون به آنها گفته شود: شما نیز مانند [سایر] مردم ایمان بیاورید، گویند: آیا ما هم مانند کم‌خردان ایمان بیاوریم؟ بدان که آنان خود کم خردانند اما نمى‌دانند///و چون به آنان گفته شود: «همان گونه که مردم ایمان آوردند، شما هم ایمان بیاورید»، مى‌گویند: «آیا همان گونه که کم خردان ایمان آورده‌اند، ایمان بیاوریم؟» هشدار که آنان همان کم‌خردانند؛ ولى نمى‌دانند.///و چون به آنان گفته شود: «شما نیز همان‌گونه که [سایر] مردم ایمان آورده‌اند، ایمان آورید!» می‌گویند: «آیا ما نیز همانند ساده‌اندیشان و سبک‌مغزان، ایمان بیاوریم؟!» آگاه باشید! آنان خود بى‌خردند، ولى نمى‌دانند.///و چون به ایشان گویند: ایمان آورید چنانکه دیگران ایمان آوردند؛ گویند: چگونه ایمان آوریم مانند بیخردان؟! آگاه باشید که ایشان خود بی‌خردند ولی نمی‌دانند.///و چون به ایشان گفته شود چنانکه [سایر] مردم ایمان آورده‌اند، شما هم ایمان آورید، گویند آیا ما هم مانند کم‌خردان ایمان بیاوریم؟ بدانید که خودشان کم‌خردند، ولی نمی‌دانند///و هنگامی که به آنان گفته شود: «همانند (سایر) مردم ایمان بیاورید!» می‌گویند: «آیا همچون ابلهان ایمان بیاوریم؟!» بدانید اینها همان ابلهانند ولی نمی‌دانند!///و هرگاه گفته شود بدیشان ایمان آرید چنان که ایمان آوردند مردم گویند آیا ایمان آریم چنان که ایمان آوردند بی‌خردان همانا ایشانند بی‌خردان و لیکن نمی‌دانند///و هنگامی که به آنان گفته شود: «همان‌گونه که مردمان ایمان آوردند، (شما هم) ایمان بیاورید»، گویند: «آیا همان گونه که سبک مغزان ایمان آوردند (ما هم) ایمان بیاوریم‌؟» هان (که) آنان بی‌گمان همان سفیهانند، ولی نمی‌دانند. quran_en_fa When they meet those who believe, they say: "We believe;" but when they are alone with their evil ones, they say: "We are really with you: We (were) only jesting." و هنگامی که با اهل ایمان دیدار کنند، گویند: ما ایمان آوردیم و چون با شیطان هایشان [که سران شرک و کفرند] خلوت گزینند، گویند: بدون شک ما با شماییم، جز این نیست که ما [با تظاهر به ایمان] آنان را مسخره می‌کنیم.///و هنگامی که با اهل ایمان دیدار کنند، گویند: ما ایمان آوردیم و چون با شیطان هایشان [که سران شرک و کفرند] خلوت گزینند، گویند: بدون شک ما با شماییم، جز این نیست که ما [با تظاهر به ایمان] آنان را مسخره می‌کنیم.///و چون به مؤمنان مى‌رسند، مى‌گویند: ایمان آورده‌ایم. و چون با شیطانهاى خویش خلوت مى‌کنند، مى‌گویند: ما با شما هستیم، ما استهزایشان مى‌کنیم.///و چون با مؤمنان رو به رو شوند گویند: ایمان آورده‌ایم، و چون با یاران شیطانى خود تنها شوند، گویند: ما بى‌تردید با شما هستیم، جز این نیست که ما [آنها را] به مسخره گرفته‌ایم///و چون با کسانى که ایمان آورده‌اند برخورد کنند، مى‌گویند: «ایمان آوردیم»، و چون با شیطانهاى خود خلوت کنند، مى‌گویند: «در حقیقت ما با شماییم، ما فقط [آنان را] ریشخند مى‌کنیم.»///و چون با اهل ایمان ملاقات کنند، می‌گویند: «ما [نیز همانند شما] ایمان آورده‌ایم»؛ ولى هرگاه با [همفکران] شیطان‌صفت خود تنها شوند، مى‌گویند: «ما با شماییم، ما فقط [اهل ایمان را] مسخره مى‌کنیم».///و چون به اهل ایمان برسند گویند: ما ایمان آوردیم؛ و وقتی با شیاطین خود خلوت کنند گویند: ما با شماییم، جز این نیست که (مؤمنان را) مسخره می‌کنیم.///و چون با مؤمنان روبه‌رو شوند، گویند ایمان آورده‌ایم، و چون با پیشوایان خویش تنها شوند، گویند ما با شما هستیم، ما فقط ریشخند می‌کنیم‌///و هنگامی که افراد باایمان را ملاقات می‌کنند، و می‌گویند: «ما ایمان آورده‌ایم!» (ولی) هنگامی که با شیطانهای خود خلوت می‌کنند، می‌گویند: «ما با شمائیم! ما فقط (آنها را) مسخره می‌کنیم!»///و هرگاه ملاقات کنند مؤمنان را گویند ایمان آوردیم و چون خلوت کنند با شیاطین خود گویند همانا ما با شمائیم نیستیم ما جز مسخره‌کنندگان‌///و هنگامی که با کسانی که ایمان آورده‌اند، برخورد کنند، گویند: «(ما هم) ایمان آوردیم. ‌» و چون با شیاطینشان خلوت کنند، گویند: «در واقع ما با شماییم، ما فقط مسخره‌کنندگان (ایشان) هستیم.» quran_en_fa Allah will throw back their mockery on them, and give them rope in their trespasses; so they will wander like blind ones (To and fro). خدا آنان را [به کیفر این کار منافقانه در دنیا و آخرت] عذاب خواهد کرد، و آنان را در سرکشی وتجاوزشان مهلت می‌دهد [تا در گمراهی شان] سرگردان وحیران بمانند.///خدا آنان را [به کیفر این کار منافقانه در دنیا و آخرت] عذاب خواهد کرد، و آنان را در سرکشی وتجاوزشان مهلت می‌دهد [تا در گمراهی شان] سرگردان وحیران بمانند.///خداست که آنها را استهزا مى‌کند و وامى‌گذاردشان تا همچنان در طغیان خویش سرگردان بمانند.///خداست که آنها را به مسخره مى‌گیرد و فرصت مى‌دهد تا در طغیانشان سرگردان بمانند///خدا [است که‌] ریشخندشان مى‌کند، و آنان را در طغیانشان فرو مى‌گذارد تا سرگردان شوند.///خداوند آنان را به استهزا مى‌گیرد و آنان را در طغیانشان مهلت مى‌دهد تا سرگردان شوند.///خدا به ایشان استهزا کند و در سرکشی مهلتشان دهد که حیران بمانند.///خداوند ریشخندشان می‌کند و در طغیانشان سرگشته می‌دارد///خداوند آنان را استهزا می‌کند؛ و آنها را در طغیانشان نگه می‌دارد، تا سرگردان شوند.///خدا مسخره کند بدیشان و مهلتشان دهد در سرکشی خود فرو روند///خدا آنان را مسخره می‌کند، و ایشان را در (ژرفای) طغیانشان (هم‌چنان) سرگردان (از این سو به آن سو) می‌کشاند. quran_en_fa These are they who have bartered Guidance for error: But their traffic is profitless, and they have lost true direction, آنان کسانی هستند که گمراهی را به جای هدایت خریدند، پس تجارتشان سود نکرد و از راه یافتگان [به سوی حق] نبودند.///آنان کسانی هستند که گمراهی را به جای هدایت خریدند، پس تجارتشان سود نکرد و از راه یافتگان [به سوی حق] نبودند.///اینان گمراهى را به هدایت خریدند، پس تجارتشان سود نکرد و در شمار هدایت یافتگان درنیامدند.///همین کسانند که گمراهى را به بهاى هدایت خریدند پس تجارتشان سود نکرد و هدایت‌پذیر نبودند///همین کسانند که گمراهى را به [بهاى‌] هدایت خریدند، در نتیجه داد و ستدشان سود [ى به بار] نیاورد؛ و هدایت‌یافته نبودند.///آنان کسانى هستند که به بهاى [از دست دادن] هدایت، خریدار ضلالت و گمراهى شدند؛ اما این داد و ستد، سودشان نبخشید و در شمار هدایت‌یافتگان درنیامدند.///آنانند که گمراهی را به راه راست خریدند، پس تجارت ایشان سود نکرد و راه هدایت نیافتند.///اینان کسانی هستند که گمراهی را به بهای راهیابی خریدند، و سودای آنان سودی نکرد، و راهیاب نشدند///آنان کسانی هستند که «هدایت» را به «گمراهی» فروخته‌اند؛ و (این) تجارت آنها سودی نداده؛ و هدایت نیافته‌اند.///آنانند که خریدند گمراهی را به هدایت پس نه سودمند شد سوداگریشان و نبودند راه‌یافتگان‌///اینانند کسانی که گمراهی را به (عوض) هدایت خریدند. پس داد و ستدشان سودی در بر نداشت. و (آنان از) هدایت‌یافتگان نبوده‌اند. quran_en_fa Their similitude is that of a man who kindled a fire; when it lighted all around him, Allah took away their light and left them in utter darkness. So they could not see. سرگذشت آنان مانند کسانی است که [در شب بسیار تاریک بیابان] آتشی افروختند [تا در پرتو آن خود را از خطر نجات دهند]، چون آتش پیرامونشان را روشن ساخت، خدا [به وسیله توفانی سهمگین] نورشان را خاموش کرد و آنان را در تاریکی هایی که مطلقا نمی‌دیدند واگذاشت.///سرگذشت آنان مانند کسانی است که [در شب بسیار تاریک بیابان] آتشی افروختند [تا در پرتو آن خود را از خطر نجات دهند]، چون آتش پیرامونشان را روشن ساخت، خدا [به وسیله توفانی سهمگین] نورشان را خاموش کرد و آنان را در تاریکی هایی که مطلقا نمی‌دیدند واگذاشت.///مثلشان، مثل آن کسى است که آتشى افروخت، چون پیرامونش را روشن ساخت، خدا روشنایى از آنان بازگرفت و نابینا در تاریکى رهایشان کرد.///مثل آنان مثل کسى است که [به زحمت‌] آتشى بیفروخت و همین که اطراف وى را روشن ساخت، خدا نورشان را برد و در تاریکى‌ها رهایشان کرد که نبینند///مثل آنان، همچون مثل کسانى است که آتشى افروختند، و چون پیرامون آنان را روشنایى داد، خدا نورشان را برد؛ و در میان تاریکیهایى که نمى‌بینند رهایشان کرد.///مثل آنان (منافقان)، مثل کسى است که آتشى افروخته [تا از تاریکى، رهایى یابد]، پس چون آتش، اطراف خود را روشن ساخت، خداوند روشنایى و نورشان را ببرد و آنان را در تاریکى‌هایى که [هیچ] نمى‌بینند، رهایشان کند.///مثل ایشان مانند کسی است که آتشی بیفروزد، و همین که روشن کند پیرامون او را، خدا روشنی آنان را ببرد و رها کند ایشان را در تاریکی‌یی که هیچ نبینند.///داستان ایشان همچون داستان کسانی است که آتشی افروختند، و چون پیرامونشان را روشن کرد [بناگاه‌] خداوند نورشان را خاموش کرد، و در تاریکی‌ای که [چیزی را] نمی‌بینند واگذاشت‌///آنان [= منافقان‌] همانند کسی هستند که آتشی افروخته (تا در بیابان تاریک، راه خود را پیدا کند)، ولی هنگامی که آتش اطراف او را روشن ساخت، خداوند (طوفانی می‌فرستد و) آن را خاموش می‌کند؛ و در تاریکیهای وحشتناکی که چشم کار نمی‌کند، آنها را رها می‌سازد.///مثل ایشان مثل آن است که افروخت آتشی تا گاهی که روشن کرد پیرامونش را ببرد خدا نور ایشان را و بگذاردشان در تاریکیهائی که نمی‌بینند///مثل آنان، همانند مثل کسی است که آتشی افروخته، پس هنگامی که پیرامونش را روشنایی داد، خدا نورشان را برد و در میان تاریکی‌هایی (که در آنها هیچ) نمی‌بینند رها‌شان کرد. quran_en_fa Deaf, dumb, and blind, they will not return (to the path). کر و لال و کورند، به این سبب آنان [از گمراهی و ضلالت به سوی هدایت و حقیقت] بازنمی گردند.///کر و لال و کورند، به این سبب آنان [از گمراهی و ضلالت به سوی هدایت و حقیقت] بازنمی گردند.///کرانند، لالانند، کورانند، و بازنمى‌گردند.///کرانند و گنگانند و کورانند، پس [از گمراهى‌] باز نمى‌گردند///کرند، لالند، کورند؛ بنابراین به راه نمى‌آیند.///آنان [از شنیدن حق] کر و [از گفتن حق] گنگ و [از دیدن حق] کورند، پس ایشان [به سوى حق] بازنمى‌گردند.///آنها کر و گنگ و کورند و (از ضلالت خود) بر نمی‌گردند.///ناشنوا و گنگ و نابینا هستند و به راه نمی‌آیند///آنها کران، گنگها و کورانند؛ لذا (از راه خطا) بازنمی‌گردند!///کرانند گنگانند کورانند پس باز نمی‌گردند///(اینان) کران، لالان، (و) کورانند، پس اینان (به سوی حق) برنمی‌گردند. quran_en_fa Or (another similitude) is that of a rain-laden cloud from the sky: In it are zones of darkness, and thunder and lightning: They press their fingers in their ears to keep out the stunning thunder-clap, the while they are in terror of death. But Allah is ever round the rejecters of Faith! یا [سرگذشت آنان] سرگذشت [دچار شدگان به] رگباری شدید از آسمان است که در آن تاریکی‌ها و رعد و برقی است، [آنان] انگشتانشان را از [صدای هولناک] صاعقه‌ها به خاطر بیم مرگ در گوش هایشان می‌گذارند [در حالی که راه گریزی از مرگ برای آنان نیست] و خدا به کافران احاطه [همه جانبه] دارد.///یا [سرگذشت آنان] سرگذشت [دچار شدگان به] رگباری شدید از آسمان است که در آن تاریکی‌ها و رعد و برقی است، [آنان] انگشتانشان را از [صدای هولناک] صاعقه‌ها به خاطر بیم مرگ در گوش هایشان می‌گذارند [در حالی که راه گریزی از مرگ برای آنان نیست] و خدا به کافران احاطه [همه جانبه] دارد.///یا چون بارانى سخت در ظلمت همراه با رعد و برق از آسمان فرود آید، تا مباد که از بانگ صاعقه بمیرند، انگشتان خویش در گوشها کنند. و خدا بر کافران احاطه دارد.///یا مانند مثل رگبار تندى از آسمان است که در آن تاریکى‌ها و رعد و برق است که از [غرش‌] صاعقه‌ها و بیم مرگ، انگشتان خویش در گوش‌هایشان کنند، و خدا بر کافران احاطه دارد///یا چون [کسانى که در معرض‌] رگبارى از آسمان -که در آن تاریکیها و رعد و برقى است- [قرار گرفته‌اند]؛ از [نهیب‌] آذرخش [و] بیم مرگ، سر انگشتان خود را در گوشهایشان نهند، ولى خدا بر کافران احاطه دارد.///یا چون [گرفتاران در] بارانى تند از آسمانند که در شبی تاریک همراه با رعد و برق [در بیابان] ببارد، [آنان] از ترس صاعقه‌ها و بیم مرگ، انگشتان خود را در گوش‌هایشان قرار مى‌دهند، و [لى] خداوند بر کافران احاطه دارد.///یا مثل آنان چون کسانی است که در بیابان، بارانی تند که در آن تاریکی و رعد و برق است بر آنان ببارد، و آنان انگشتانشان را از ترس مرگ در گوش نهند مبادا از شدت صدای صاعقه بمیرند، و خدا بر کافران احاطه دارد.///یا چون [گرفتاران در] بارانی سخت که از آسمان می‌بارد و همراه با تاریکی و رعد و برق است از بیم مرگ ناشی از صاعقه‌ها انگشتانشان را در گوشهایشان می‌کنند، و خداوند بر کافران چیره است‌///یا همچون بارانی از آسمان، که در شب تاریک همراه با رعد و برق و صاعقه (بر سر رهگذران) ببارد. آنها از ترس مرگ، انگشتانشان را در گوشهای خود می‌گذارند؛ تا صدای صاعقه را نشنوند. و خداوند به کافران احاطه دارد (و در قبضه قدرت او هستند).///یا مانند بارانی از آسمان که در آن است تاریکیهائی و رعد و برقی می‌نهند انگشتان خویش را در گوشهاشان از صاعقه‌ها از ترس مرگ و خداوند فراگیرنده است به کافران‌///یا چون (کسانی که در معرض) رگباری از آسمان، که در آن تاریکی‌ها و رعد و برقی است، (قرار گرفته‌اند) از (نهیب) آذرخش‌ها (و) بیم مرگ‌، سرانگشتانشان را در گوش‌هایشان می‌نهند، حال آنکه خدا بر کافران احاطه دارد. quran_en_fa The lightning all but snatches away their sight; every time the light (Helps) them, they walk therein, and when the darkness grows on them, they stand still. And if Allah willed, He could take away their faculty of hearing and seeing; for Allah hath power over all things. نزدیک است که آن برق [بسیار رخشنده، روشنی] چشم‌های آنان را برباید؛ زمانی که آنان را روشنی دهد، در آن روشنی راه می‌روند و چون محیط را بر آنان تاریک کند، می‌ایستند و اگر خدا می‌خواست [شنوایی] گوش و [بینایی] چشم آنان را نابود می‌کرد؛ زیرا خدا بر هر کاری تواناست.///نزدیک است که آن برق [بسیار رخشنده، روشنی] چشم‌های آنان را برباید؛ زمانی که آنان را روشنی دهد، در آن روشنی راه می‌روند و چون محیط را بر آنان تاریک کند، می‌ایستند و اگر خدا می‌خواست [شنوایی] گوش و [بینایی] چشم آنان را نابود می‌کرد؛ زیرا خدا بر هر کاری تواناست.///نزدیک باشد که برق دیدگانشان را نابینا سازد، هرگاه که بردمد چند گامى برمى‌دارند، و چون خاموش شود، از رفتن بازایستند. اگر خدا مى‌خواست، گوشهاشان را کر و چشمانشان را کور مى‌ساخت، که او بر هر کارى تواناست.///نزدیک است برق چشمانشان را بزند، هر بار که براى آنان روشن کند، در آن راه روند و چون بر آنها تاریک نماید باز ایستند، و اگر خدا مى‌خواست، شنوایى و چشمانشان را [یکجا] مى‌گرفت. بى‌گمان، خدا بر هر چیزى تواناست///نزدیک است که برق چشمانشان را برباید؛ هر گاه که بر آنان روشنى بخشد، در آن گام زنند؛ و چون راهشان را تاریک کند، [بر جاى خود] بایستند؛ و اگر خدا مى‌خواست شنوایى و بینایى‌شان را برمى‌گرفت، که خدا بر همه چیز تواناست.///نزدیک است که [روشنایى خیره‌کننده‌ی] برق، نور چشمانشان را برباید. هرگاه که [برق آسمان در آن صحراى تاریک و بارانى] براى آنان بدرخشد، [چند گامى] در پرتو آن راه مى‌روند؛ ولى همین که تاریکى، ایشان را فراگیرد، می‌ایستند و اگر خداوند بخواهد، شنوایى و بینایى آنان را [از بین] مى‌برد، همانا خداوند بر هر چیزى تواناست.///نزدیک است برق روشنی چشمهایشان را ببرد، هرگاه روشنی بینند می‌روند در آن، و چون تاریک شود بایستند، و اگر خدا می‌خواست گوش آنها را کر و چشم آنان را کور می‌ساخت، که خداوند بر هر چیز تواناست.///نزدیک است که برق [نور] چشمانشان را برباید هرگاه که [برق راهشان را] روشن کند، پیش روند، و چون [راهشان را] تاریک کند، بایستند و خداوند اگر می‌خواست شنوایی و بیناییشان را از بین می‌برد چرا که خداوند بر هر کاری تواناست‌///(روشنائی خیره کننده) برق، نزدیک است چشمانشان را برباید. هر زمان که (برق جستن می‌کند، و صفحه بیابان را) برای آنها روشن می‌سازد، (چند گامی) در پرتو آن راه می‌روند؛ و چون خاموش می‌شود، توقف می‌کنند. و اگر خدا بخواهد، گوش و چشم آنها را از بین می‌برد؛ چرا که خداوند بر هر چیز تواناست.///نزدیک است برق برباید دیدگان ایشان را هرگاه روشنائیشان دهد روان شوند در آن و گاهی که تاریکی افکند بر ایشان بایستند و اگر می‌خواست خدا می‌برد گوش و دیدگان ایشان را همانا خداوند است بر همه چیز توانا///نزدیک است برق، چشمانشان را برباید، هرگاه (آن برق) برایشان روشنی بخشد؛ در آن گام زنند، و هنگامی که بر (سر و سامان) شان تاریکی نهد (بر جای خود) بایستند. و اگر خدا می‌خواست شنوایی‌ها و بینایی‌هایشان را حتما می‌گرفت. به‌راستی خدا بر هر چیزی (بسی) تواناست. quran_en_fa O ye people! Adore your Guardian-Lord, who created you and those who came before you, that ye may have the chance to learn righteousness; ای مردم! پروردگارتان را که شما و پیشینیان شما را آفریده است، بپرستید تا [با پرستیدن او] پروا پیشه شوید.///ای مردم! پروردگارتان را که شما و پیشینیان شما را آفریده است، بپرستید تا [با پرستیدن او] پروا پیشه شوید.///اى مردم، پروردگارتان را که شما و پیشینیانتان را بیافریده است بپرستید. باشد که پرهیزگار شوید.///اى مردم! پروردگارتان را که شما و کسان قبل از شما را آفرید بپرستید، باشد که پرهیزگار شوید///اى مردم، پروردگارتان را که شما، و کسانى را که پیش از شما بوده‌اند آفریده است، پرستش کنید؛ باشد که به تقوا گرایید.///اى مردم! پروردگارتان را که شما و پیشینیان شما را آفرید، پرستش کنید تا اهل تقوا شوید.///ای مردم، بپرستید خدایی را که آفریننده شما و پیشینیان شماست، باشد که پارسا و منزه شوید.///ای مردم پروردگارتان را که شما و پیشینیانتان را آفریده است، بپرستید، تا در امان مانید///ای مردم! پروردگار خود را پرستش کنید؛ آن کس که شما، و کسانی را که پیش از شما بودند آفرید، تا پرهیزکار شوید.///ای مردم پرستش کنید پروردگار خویش را آنکه بیافرید شما و پیشینیان را شاید که شما پرهیزکاری کنید///هان ای مردمان! پروردگارتان را، که شما و کسانی پیش از شما را آفرید، بپرستید؛ شاید شما تقوا پیشه کنید. quran_en_fa Who has made the earth your couch, and the heavens your canopy; and sent down rain from the heavens; and brought forth therewith Fruits for your sustenance; then set not up rivals unto Allah when ye know (the truth). آن پروردگاری که زمین را برای شما بستری گسترده و آسمان را سقفی برافراشته قرار داد و از آسمان، آبی [مانند برف و باران] نازل کرد و به وسیله آن از میوه‌های گوناگون، رزق و روزی برای شما بیرون آورد؛ پس برای خدا شریکان و همتایانی قرار ندهید در حالی که می‌دانید [برای خدا در آفریدن و روزی دادن، شریک و همتایی وجود ندارد].///آن پروردگاری که زمین را برای شما بستری گسترده و آسمان را سقفی برافراشته قرار داد و از آسمان، آبی [مانند برف و باران] نازل کرد و به وسیله آن از میوه‌های گوناگون، رزق و روزی برای شما بیرون آورد؛ پس برای خدا شریکان و همتایانی قرار ندهید در حالی که می‌دانید [برای خدا در آفریدن و روزی دادن، شریک و همتایی وجود ندارد].///آن خداوندى که زمین را چون فراشى بگسترد، و آسمان را چون بنایى بیفراشت، و از آسمان آبى فرستاد، و بدان آب براى روزى شما از زمین هر گونه ثمره‌اى برویانید، و خود مى‌دانید که نباید براى خدا همتایانى قرار دهید.///خدایى که براى شما زمین را بسترى هموار و آسمان را سرپناهى قرار داد و از آسمان آبى نازل کرد که بدان از میوه‌ها رزقى براى شما برآورد. پس براى خدا همتایان قرار ندهید در حالى که خود مى‌دانید///همان [خدایى‌] که زمین را براى شما فرشى [گسترده‌]، و آسمان را بنایى [افراشته‌] قرار داد؛ و از آسمان آبى فرود آورد؛ و بدان از میوه‌ها رزقى براى شما بیرون آورد؛ پس براى خدا همتایانى قرار ندهید، در حالى که خود مى‌دانید.///آن [خداوندى] که زمین را براى شما فرشى [گسترده] و آسمان را بنایى [افراشته] قرار داد و از آسمان، آبى فروفرستاد و به وسیله‌ی آن از میوه‌ها، روزى براى شما بیرون آورد، پس براى خداوند شریک و همتایى قرار ندهید با آن که خودتان مى‌دانید [که هیچ یک از آنها، نه شما را آفریده‌اند و نه روزى مى‌دهند].///آن خدایی که برای شما زمین را گسترد و آسمان را برافراشت و فرو بارید از آسمان آبی که به سبب آن بیرون آورد میوه‌های گوناگون برای روزی شما، پس کسی را مثل و مانند او قرار ندهید در حالی که می‌دانید (که بی‌مانند است).///آنکه زمین را [همچون‌] زیرانداز و آسمان را [همچون‌] سرپناه شما کرد، و از آسمان آبی فرو فرستاد، آنگاه بدان میوه‌ها برای روزی شما برآورد، پس آگاهانه برای او همتا نیاورید///آن کس که زمین را بستر شما، و آسمان [= جو زمین‌] را همچون سقفی بالای سر شما قرار داد؛ و از آسمان آبی فرو فرستاد؛ و به وسیله آن، میوه‌ها را پرورش داد؛ تا روزی شما باشد. بنابر این، برای خدا همتایانی قرار ندهید، در حالی که می‌دانید (هیچ یک از آنها، نه شما را آفریده‌اند، و نه شما را روزی می‌دهند).///آنکه گردانید برای شما زمین را فرش و بستری و آسمان را سازمانی و پوششی و فرو ریخت از آسمان آبی پس برون آورد بدان از میوه‌ها روزیی برای شما پس قرار ندهید برای خدا همتایانی و خود می‌دانید///کسی که زمین را برای شما بستری (راهوار و گسترده) گردانید، و آسمان را بنایی (افراشته) قرار داد، و از آسمان آبی فرود آورد، پس با آن رزقی از میوه‌ها برایتان برون آورد. پس برای خدا همتایانی قرار ندهید، حال آنکه شما می‌دانید (که خدا همتاندارد). quran_en_fa And if ye are in doubt as to what We have revealed from time to time to Our servant, then produce a Sura like thereunto; and call your witnesses or helpers (If there are any) besides Allah, if your (doubts) are true. و اگر در آنچه ما بر بنده خود] محمد (صلی الله علیه وآله)] نازل کرده‌ایم، شک دارید [که وحی الهی است یا ساخته بشر] پس سوره‌ای مانند آن رابیاورید، و [برای این کار] غیر از خدا، شاهدان و گواهان خود را [از فصحا و بلغای بزرگ عرب به یاری] فرا خوانید، اگر [در گفتار خود که این قرآن ساخته بشر است نه وحی الهی [راستگویید.///و اگر در آنچه ما بر بنده خود] محمد (صلی الله علیه وآله)] نازل کرده‌ایم، شک دارید [که وحی الهی است یا ساخته بشر] پس سوره‌ای مانند آن رابیاورید، و [برای این کار] غیر از خدا، شاهدان و گواهان خود را [از فصحا و بلغای بزرگ عرب به یاری] فرا خوانید، اگر [در گفتار خود که این قرآن ساخته بشر است نه وحی الهی [راستگویید.///و اگر در آنچه بر بنده خویش نازل کرده‌ایم در تردید هستید، سوره‌اى همانند آن بیاورید و جز خداى همه حاضرانتان را فراخوانید اگر راست مى‌گویید.///و اگر در آنچه بر بنده‌ى خویش نازل کرده‌ایم شک دارید، سوره‌اى مانند آن بیاورید و شاهدان خود را غیر از خدا فراخوانید اگر راست مى‌گویید///و اگر در آنچه بر بنده خود نازل کرده‌ایم شک دارید، پس -اگر راست مى‌گویید- سوره‌اى مانند آن بیاورید؛ و گواهان خود را -غیر خدا- فرا خوانید.///و اگر در آنچه بر بنده‌ى خود [از قرآن] نازل کرده‌ایم، تردید دارید، یک سوره همانند آن بیاورید و گواهان خود را غیر از خداوند، بر این کار دعوت کنید، اگر راست مى‌گویید!///و اگر شما را شکی است در قرآنی که بر بنده خود (محمد صلی الله علیه و آله و سلم) فرستادیم، پس بیاورید یک سوره مانند آن، و گواهان خود را بخوانید به جز خدا، اگر راست می‌گویید.///و اگر از آنچه بر بنده خویش فرو فرستاده‌ایم، شک دارید، اگر راست می‌گویید سوره‌ای همانند آن بیاورید و از یاورانتان در برابر خداوند، یاری بخواهید///و اگر در باره آنچه بر بنده خود [= پیامبر] نازل کرده‌ایم شک و تردید دارید، (دست کم) یک سوره همانند آن بیاورید؛ و گواهان خود را - غیر خدا - برای این کار، فرا خوانید اگر راست می‌گویید!///و اگر در شکی هستید بدانچه فرستادیم بر بنده خود پس بیارید سوره‌ای همانند آن و بخوانید گواهان خویش را جز خدا اگر هستید راستگویان‌///و اگر از آنچه بر بنده‌ی (ویژه) ‌مان به تدریج نازل کردیم در (ژرفای) شکی مستند بوده‌اید پس - اگر (از) راستان (در گفتار و کردار) بوده‌اید - سوره‌ای از (شخصی) همانندش [: این بندة ما] و از (کتابی) همانندش [: این کتاب] بیاورید؛ و گواهان خود را (هم) – از غیر خدا – فراخوانید. quran_en_fa But if ye cannot- and of a surety ye cannot- then fear the Fire whose fuel is men and stones,- which is prepared for those who reject Faith. و اگر این کار را انجام ندادید که هرگز نمی‌توانید انجام دهید بنابراین از آتشی که هیزمش مردم و سنگ هایند، بپرهیزید؛ آتشی که برای کافران آماده شده است.///و اگر این کار را انجام ندادید که هرگز نمی‌توانید انجام دهید بنابراین از آتشی که هیزمش مردم و سنگ هایند، بپرهیزید؛ آتشی که برای کافران آماده شده است.///و هرگاه چنین نکرده‌اید -که هرگز نتوانید کرد- پس بترسید از آتشى که براى کافران مهیا شده و هیزم آن مردمان و سنگها هستند.///پس اگر نکردید و هرگز نخواهید کرد، از آتشى که هیمه آن مردمان و سنگ‌هاست برحذر باشید که براى کفار مهیا شده است///پس اگر نکردید -و هرگز نمى‌توانید کرد- از آن آتشى که سوختش مردمان و سنگها هستند، و براى کافران آماده شده، بپرهیزید.///پس اگر این کار را نکردید، که هرگز نتوانید کرد، از آتشى بترسید که هیزمش مردم [گناهکار] و سنگ‌ها هستند و براى کافران مهیا شده است.///و اگر این کار را نکردید و هرگز نتوانید کرد پس بپرهیزید از آتشی که هیزم آن مردم بدکار و سنگهای خارا است که (از قهر خدا) برای کافران مهیا شده است.///ولی اگر چنین نکردید که هرگز نخواهید کرد از آتشی که هیزم آن انسان و سنگهاست و برای کافران آماده شده است، بترسید///پس اگر چنین نکنید - که هرگز نخواهید کرد - از آتشی بترسید که هیزم آن، بدنهای مردم (گنهکار) و سنگها [= بتها] است، و برای کافران، آماده شده است!///پس اگر نکردید و هرگز نمی‌کنید پس بپرهیزید آتشی را که سوختش مردم است و سنگ آماده شده است برای کافران‌///پس اگر (چنان) نکردید- و هرگز (هم) نتوانید (چنان) کرد- از آن آتشی که گیرانه و سوختش مردم و سنگ است (و) برای کافران آماده شده، بپرهیزید. quran_en_fa But give glad tidings to those who believe and work righteousness, that their portion is Gardens, beneath which rivers flow. Every time they are fed with fruits therefrom, they say: "Why, this is what we were fed with before," for they are given things in similitude; and they have therein companions pure (and holy); and they abide therein (for ever). و کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته [چون عبادت حق و خدمت به خلق] انجام داده‌اند، مژده ده که بهشت هایی ویژه آنان است که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است؛ هرگاه از آن بهشت‌ها میوه‌ای آماده به آنان دهند، گویند: این همان است که از پیش روزی ما نمودند، و از میوه‌های گوناگون که [در طعم و گوارایی و زیبایی] شبیه هم است، نزد آنان آورند؛ در آنجا برای ایشان همسرانی پاکیزه [از هر آلودگی] است؛ و در آن بهشت‌ها جاودانه‌اند.///و کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته [چون عبادت حق و خدمت به خلق] انجام داده‌اند، مژده ده که بهشت هایی ویژه آنان است که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است؛ هرگاه از آن بهشت‌ها میوه‌ای آماده به آنان دهند، گویند: این همان است که از پیش روزی ما نمودند، و از میوه‌های گوناگون که [در طعم و گوارایی و زیبایی] شبیه هم است، نزد آنان آورند؛ در آنجا برای ایشان همسرانی پاکیزه [از هر آلودگی] است؛ و در آن بهشت‌ها جاودانه‌اند.///به آنان که ایمان آورده‌اند، و کارهاى شایسته کرده‌اند، بشارت ده که برایشان بهشتهایى است که در آن نهرها جارى است. و هرگاه که از میوه‌هاى آن برخوردار شوند گویند: پیش از این، در دنیا، از چنین میوه‌هایى برخوردار شده بودیم، که این میوه‌ها شبیه به یکدیگرند. و نیز در آنجا همسرانى پاکیزه دارند و در آنجا جاودانه باشند.///و کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند نوید ده که برایشان باغ‌هایى است که از پاى درختانش نهرها جارى است، هر بار که میوه‌اى از آن روزیشان گردد، گویند: این همان است که قبلا روزیمان شده و براى آنان همانند آن آورده شود و آن جا آنها را همسران///و کسانى را که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته انجام داده‌اند، مژده ده که ایشان را باغهایى خواهد بود که از زیر [درختان‌] آنها جویها روان است. هر گاه میوه‌اى از آن روزى ایشان شود، مى‌گویند: «این همان است که پیش از این [نیز] روزى ما بوده.» و مانند آن [نعمتها] به ایشان داده شود؛ و در آنجا همسرانى پاکیزه خواهند داشت؛ و در آنجا جاودانه بمانند.///و به کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‌اند، مژده بده که برایشان باغ‌هایى بهشتی است که نهرها از پاى [درختان] آن جارى است، هرگاه میوه‌اى از آن [باغ‌ها] روزى آنان شود، می‌گویند: «این همان است که قبلا نیز به ما روزى داده شده بود.» در حالى که همانند آن نعمت‌ها به ایشان داده شده است، [نه خود آنها] و براى آنان در بهشت همسرانى پاک و پاکیزه است و در آنجا جاودانه‌اند.///و مژده ده کسانی را که ایمان آوردند و نیکوکاری پیشه کردند که جایگاه آنان باغهایی است که نهرها در آن جاری است، و چون از میوه‌های گوناگون آن بهره‌مند شوند گویند: این مانند همان میوه‌هایی است که پیش از این در دنیا ما را نصیب بود، و از نعمتهایی مانند یکدیگر بر آنان آورند، و آنها را در آن جایگاههای خوش، جفتهایی پاک و پاکیزه است و در آن بهشت، جاوید خواهند زیست.///و به کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، نوید بده که ایشان را بوستانهایی است که در فرودست آن جویباران جاری است، هر گاه از میوه‌های آن روزی یابند، گویند این همان است که پیشترها از آن بهره‌مند بودیم، و به ایشان همانند آن داده شود، و در آنجا جفتهای پاکیزه دارند، و هم در آنجا جاویدانند///به کسانی که ایمان آورده، و کارهای شایسته انجام داده‌اند، بشارت ده که باغهایی از بهشت برای آنهاست که نهرها از زیر درختانش جاریست. هر زمان که میوه‌ای از آن، به آنان داده شود، می‌گویند: «این همان است که قبلا به ما روزی داده شده بود. (ولی اینها چقدر از آنها بهتر و عالیتر است.)» و میوه‌هایی که برای آنها آورده می‌شود، همه (از نظر خوبی و زیبایی) یکسانند. و برای آنان همسرانی پاک و پاکیزه است، و جاودانه در آن خواهند بود.///و مژده ده آنان را که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند که ایشان را است باغهائی که روان است از زیر آنها نهرها هرگاه روزیمند شوند از آن میوه‌ای گویند این است همانکه روزیمند بودیم از پیش و آورده‌شدندش همانند و ایشان را است در آن زنانی پاک‌شده و ایشانند در آن جاودانان‌///و کسانی را که ایمان آوردند و کارهای شایسته‌ (ی ایمان) کردند، مژده ده که ایشان را بی‌گمان باغ‌هایی است که از زیر (درختان سر در هم) شان نهرهایی روان است. هرگاه ثمره‌ای از آن روزیشان شود، گویند: «این همان است که پیش از این (نیز) به ما روزی داده شد. ‌» و آنجا رزقی همانند به آنان (از هم اکنون) داده شد، و در آنجا برایشان [: مردان و زنان] همسرانی پاکیزه است، و اینان در آن جاودانه‌اند. quran_en_fa Allah disdains not to use the similitude of things, lowest as well as highest. Those who believe know that it is truth from their Lord; but those who reject Faith say: "What means Allah by this similitude?" By it He causes many to stray, and many He leads into the right path; but He causes not to stray, except those who forsake (the path),- بی تردید خدا [برای فهماندن مطلبی به مردم] از اینکه به پشه و فراتر از آن [در کوچکی] مثل بزند، شرم نمی‌کند؛ اما اهل ایمان آگاهند که آن مثل از سوی پروردگارشان درست و حق است و اما کافران می‌گویند: خدا از این مثل چه اراده کرده است؟! خدا بسیاری را به آن مثل [به خاطر عدم دقت و مطالعه] گمراه می‌کند، و بسیاری را به آن مثل [به سبب درک صحیح] هدایت می‌نماید؛ و جز فاسقان را به آن گمراه نمی‌کند.///بی تردید خدا [برای فهماندن مطلبی به مردم] از اینکه به پشه و فراتر از آن [در کوچکی] مثل بزند، شرم نمی‌کند؛ اما اهل ایمان آگاهند که آن مثل از سوی پروردگارشان درست و حق است و اما کافران می‌گویند: خدا از این مثل چه اراده کرده است؟! خدا بسیاری را به آن مثل [به خاطر عدم دقت و مطالعه] گمراه می‌کند، و بسیاری را به آن مثل [به سبب درک صحیح] هدایت می‌نماید؛ و جز فاسقان را به آن گمراه نمی‌کند.///خدا ابایى ندارد که به پشه و کمتر از آن مثل بزند. آنان که ایمان آورده‌اند مى‌دانند که آن مثل درست و از جانب پروردگار آنهاست. و اما کافران مى‌گویند که خدا از این مثل چه مى‌خواسته است؟ بسیارى را بدان گمراه مى‌کند و بسیارى را هدایت. اما تنها فاسقان را گمراه مى کند.///به راستى خدا ابایى ندارد از این که به پشه‌اى یا فوق آن مثل زند، اما آنان که ایمان آوردند مى‌دانند که آن [مثل‌] حق بوده و از جانب پروردگارشان است ولى کافران [به قصد تحقیر] گویند: خدا از این مثل چه خواسته است؟ [آرى‌] بسیارى را با آن گمراه و بسیارى را///خداى را از اینکه به پشه‌اى -یا فروتر [یا فراتر] از آن- مثل زند، شرم نیاید. پس کسانى که ایمان آورده‌اند مى‌دانند که آن [مثل‌] از جانب پروردگارشان بجاست؛ ولى کسانى که به کفر گراییده‌اند مى‌گویند: «خدا از این مثل چه قصد داشته است؟» [خدا] بسیارى را با آن گمراه، و بسیارى را با آن راهنمایى مى‌کند؛ و [لى‌] جز نافرمانان را با آن گمراه نمى‌کند.///خداوند پروا ندارد از این که به پشه‌اى یا فراتر از آن [در کوچکی] مثال بزند، پس آنهایى که ایمان دارند، مى‌دانند که آن [مثال، گویاى] حقیقتى است از طرف پروردگارشان، ولى کسانى که کفر ورزیده‌اند، [بهانه‌جویى کرده،] مى‌گویند: «خداوند از این مثل چه منظورى داشته است؟» [آرى،] خداوند بسیارى را بدان [مثال] گمراه و بسیارى را بدان هدایت مى‌فرماید. [اما آگاه باشید که] خداوند جز افراد فاسق را بدان گمراه نمى‌کند.///و خدا را شرم و ملاحظه از آن نیست که به پشه و چیزی بزرگتر از آن مثل زند، پس آنهایی که به خدا ایمان آورده‌اند می‌دانند که آن مثل حق است از جانب او، و اما آنهایی که کافرند می‌گویند: خدا را از این مثل چه مقصود است؟ گمراه می‌کند به آن مثل بسیاری را و هدایت می‌کند بسیاری را! و گمراه نمی‌کند به آن مگر فاسقان را.///خداوند پروا ندارد که به پشه و فراتر [یا فروتر] از آن مثل زند، آنگاه مؤمنان می‌دانند که آن [مثل‌] راست و درست است [و] از سوی پروردگارشان است، ولی کافران می‌گویند خداوند از این مثل چه می‌خواهد؟ [بدین‌سان‌] بسیاری را بدان گمراه و بسیاری را راهنمایی می‌کند، ولی جز نافرمانان کسی را بدان بیراه نمی‌گرداند///خداوند از این که (به موجودات ظاهرا کوچکی مانند) پشه، و حتی کمتر از آن، مثال بزند شرم نمی‌کند. (در این میان) آنان که ایمان آورده‌اند، می‌دانند که آن، حقیقتی است از طرف پروردگارشان؛ و اما آنها که راه کفر را پیموده‌اند، (این موضوع را بهانه کرده) می‌گویند: «منظور خداوند از این مثل چه بوده است؟!» (آری،) خدا جمع زیادی را با آن گمراه، و گروه بسیاری را هدایت می‌کند؛ ولی تنها فاسقان را با آن گمراه می‌سازد!///همانا پروا ندارد خدا که مثلی زند پشه‌ای تا برتر از آن پس آنان که ایمان آوردند دانند آن را حق‌ از نزد پروردگار خود و آنان که کفر ورزیدند گویند آیا خدا را غرض چه باشد از این مثل که گروهی را بدان گمراه و گروهی را بدان هدایت کند حالی که گمراه نمی‌کند بدان مگر فاسقان را///همانا خدا از اینکه به پشه‌ای - چه فروتر، چه فراتر- از آن مثلی زند، شرم نمی‌کند؛ پس اما کسانی که ایمان آوردند می‌دانند که آن (مثل) به‌راستی از (جانب) پروردگارشان کاملا بجاست‌؛ ولی کسانی که به کفر گراییدند گویند: «خدا با (بیان) این مثل چه چیزی را خواسته است‌؟» بسیاری را با آن گمراه می‌کند و بسیاری را (هم) با آن به راه می‌آورد. و (اما) جز خلافکاران را با آن گمراه نمی‌کند. quran_en_fa Those who break Allah's Covenant after it is ratified, and who sunder what Allah Has ordered to be joined, and do mischief on earth: These cause loss (only) to themselves. آنان کسانی هستند که پیمان خدا را [که توحید و وحی و نبوت است] پس از استواری اش [با دلایل عقلی و علمی و براهین منطقی با عدم وفای به آن] می‌شکنند و آنچه را خدا پیوند خوردن به آن را فرمان داده است [مانند پیوند با پیامبران و کتابهای آسمانی و اهل بیت طاهرین و خویشان] قطع می‌نمایند و در زمین تباهی و فساد بر پا می‌کنند، آنانند که زیانکارند.///آنان کسانی هستند که پیمان خدا را [که توحید و وحی و نبوت است] پس از استواری اش [با دلایل عقلی و علمی و براهین منطقی با عدم وفای به آن] می‌شکنند و آنچه را خدا پیوند خوردن به آن را فرمان داده است [مانند پیوند با پیامبران و کتابهای آسمانی و اهل بیت طاهرین و خویشان] قطع می‌نمایند و در زمین تباهی و فساد بر پا می‌کنند، آنانند که زیانکارند.///کسانى که پیمان خدا را پس از بستن آن مى‌شکنند و آنچه را که خدا به پیوستن آن فرمان داده مى‌گسلند و در زمین فساد مى‌کنند، زیانکارانند.///همانان که پیمان خدا را پس از تأکیدش مى‌شکنند و آنچه را که خدا به پیوستن آن امر کرده مى‌گسلند و در زمین فتنه به پا مى‌کنند. همین‌ها زیانکارانند///همانانى که پیمان خدا را پس از بستن آن مى‌شکنند؛ و آنچه را خداوند به پیوستنش امر فرموده مى‌گسلند؛ و در زمین به فساد مى‌پردازند؛ آنانند که زیانکارانند.///[فاسقان] کسانى هستند که پیمان خدا را پس از آن که محکم بستند، مى‌شکنند، و پیوندهایى را که خدا دستور داده برقرار سازند، قطع مى‌نمایند، و در زمین فساد مى‌کنند، قطعا آنان زیانکارانند.///کسانی که عهد خدا را پس از محکم بستن می‌شکنند و رشته‌ای را که خدا امر به پیوند آن کرده می‌گسلند و در میان اهل زمین فساد می‌کنند، ایشان به حقیقت زیانکارند.///کسانی که پیمان خداوند را پس از بستنش می‌شکنند، و آنچه خداوند به پیوستن آن فرمان داده است، می‌گسلند، و در زمین فساد می‌کنند، اینان زیانکارند///فاسقان کسانی هستند که پیمان خدا را، پس از محکم ساختن آن، میشکنند؛ و پیوندهایی را که خدا دستور داده برقرار سازند، قطع نموده، و در روی زمین فساد میکنند؛ اینها زیانکارانند.///آنان که بشکنند پیمان خدا را پس از بستنش و ببرند آنچه را که خدا دستور پیوندش داده و فساد کنند در زمین همانا آنانند زیانکاران‌///کسانی که پیمان خدا را پس از بستنش می‌شکنند و آنچه را خدا به پیوندش امر فرموده، می‌گسلند، و در زمین افساد می‌کنند؛ اینان همان زیانکارانند. quran_en_fa How can ye reject the faith in Allah?- seeing that ye were without life, and He gave you life; then will He cause you to die, and will again bring you to life; and again to Him will ye return. چگونه به خدا کفر می‌ورزید در حالی که [پیش از دمیده شدن روح به کالبدتان ترکیبی از عناصر] مرده بودید، پس شما را حیات بخشید، سپس شما را می‌میراند، آن گاه دوباره زنده می‌کند، سپس به سوی او بازگردانده می‌شوید.///چگونه به خدا کفر می‌ورزید در حالی که [پیش از دمیده شدن روح به کالبدتان ترکیبی از عناصر] مرده بودید، پس شما را حیات بخشید، سپس شما را می‌میراند، آن گاه دوباره زنده می‌کند، سپس به سوی او بازگردانده می‌شوید.///چگونه خدا را انکار مى‌کنید، در حالى که مرده بودید و او شما را زنده ساخت، باز مى‌میراند و زنده مى‌کند و آنگاه به نزد او بازگردانده مى شوید؟///چگونه منکر خدا مى‌شوید با آن که بى‌جان بودید پس شما را جان بخشید، و دیگر بار شما را مى‌میراند و باز جانتان مى‌دهد و آن گاه به سوى او بازگردانده مى‌شوید///چگونه خدا را منکرید؟ با آنکه مردگانى بودید و شما را زنده کرد؛ باز شما را مى میراند [و] باز زنده مى‌کند؛ [و] آنگاه به سوى او بازگردانده مى‌شوید.///چگونه به خداوند کافر مى‌شوید، در حالى که شما [اجسام بى‌روح و] مردگانى بودید که او به شما زندگى بخشید، سپس شما را مى‌میراند و بار دیگر شما را زنده مى‌کند، سپس به سوى او بازگردانده مى‌شوید.///چگونه کافر می‌شوید به خدا و حال آنکه مرده بودید و خدا شما را زنده کرد و دیگر بار بمیراند و باز زنده کند و عاقبت به سوی او باز گردانده می‌شوید؟!///چگونه به خداوند کفرمی‌ورزید، حال آنکه بی‌جان بودید و او به شما جان بخشید، سپس شما را می‌میراند و دوباره زنده می‌کند، آنگاه به سویش بازگردانده می‌شوید///چگونه به خداوند کافر می‌شوید؟! در حالی که شما مردگان (و اجسام بی‌روحی) بودید، و او شما را زنده کرد؛ سپس شما را می‌میراند؛ و بار دیگر شما را زنده می‌کند؛ سپس به سوی او بازگردانده می‌شوید. (بنابر این، نه حیات و زندگی شما از شماست، و نه مرگتان؛ آنچه دارید از خداست).///چگونه کافر شوید به خدا با آنکه مردگانی بودید که زنده کرد شما را پس می‌میراند و سپس زنده کند شما را پس بسوی او بازگردانیده شوید///چگونه به خدا کفر می‌ورزید؟ حال آنکه مردگانی بودید پس شما را زنده کرد؛ سپس شما را می‌میراند، پس از آن شما را زنده می‌کند؛ پس آن‌گاه به سوی او بازگردانده می‌شوید. quran_en_fa It is He Who hath created for you all things that are on earth; Moreover His design comprehended the heavens, for He gave order and perfection to the seven firmaments; and of all things He hath perfect knowledge. اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید، سپس آفرینش آسمان را [که به صورت ماده‌ای دود مانند بود] اراده کرد و آن را به شکل هفت آسمان [همراه با نظامی استوار] درست و نیکو قرار داد؛ و او [به قوانین و محاسبات] همه چیز داناست.///اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید، سپس آفرینش آسمان را [که به صورت ماده‌ای دود مانند بود] اراده کرد و آن را به شکل هفت آسمان [همراه با نظامی استوار] درست و نیکو قرار داد؛ و او [به قوانین و محاسبات] همه چیز داناست.///اوست که همه چیزهایى را که در روى زمین است برایتان بیافرید، آنگاه به آسمان پرداخت و هر هفت آسمان را برافراشت و خود از هر چیزى آگاه است.///اوست کسى که آنچه در زمین است، همه را براى شما آفرید، سپس به آسمان پرداخت و آنها را به صورت هفت آسمان تنظیم کرد و او به هر چیزى داناست///اوست آن کسى که آنچه در زمین است، همه را براى شما آفرید؛ سپس به [آفرینش‌] آسمان پرداخت، و هفت آسمان را استوار کرد؛ و او به هر چیزى داناست.///اوست آن کسی که آنچه در زمین است، همه را براى شما آفرید، سپس به آفرینش آسمان پرداخت و آنها را به صورت هفت آسمان، استوار نمود و او بر هر چیزى آگاه است.///او خدایی است که همه موجودات زمین را برای شما خلق کرد، و پس از آن به خلقت آسمانها نظر گماشت و هفت آسمان را بر فراز یکدیگر برافراشت و او به همه چیز داناست.///او کسی است که آنچه در زمین است همه را برای شما آفرید، سپس به [آفرینش‌] آسمان پرداخت، و هفت آسمان استوار کرد و او به هر چیزی داناست‌///او خدایی است که همه آنچه را (از نعمتها) در زمین وجود دارد، برای شما آفرید؛ سپس به آسمان پرداخت؛ و آنها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود؛ و او به هر چیز آگاه است.///اوست آن که آفرید برای شما هرچه در زمین است و سپس پرداخت به آسمان و آن را هفت آسمان ساخت و اوست به هر چیز دانا///او کسی است که آنچه در زمین است، همه را برای (همه‌ی) شما آفرید؛ سپس به (آفرینش) آسمان پرداخت، پس آسمان‌ها را (به صورت) هفت آسمان سازماندهی کرد. و او به هر چیزی بسیار داناست. quran_en_fa Behold, thy Lord said to the angels: "I will create a vicegerent on earth." They said: "Wilt Thou place therein one who will make mischief therein and shed blood?- whilst we do celebrate Thy praises and glorify Thy holy (name)?" He said: "I know what ye know not." و آن زمان را یاد آر که پروردگارت به فرشتگان گفت: به یقین جانشینی در زمین قرار می‌دهم. گفتند: آیا موجودی را در زمین قرار می‌دهی که در آن به فساد و تباهی برخیزد و به ناحق خون ریزی کند و حال آن که ما تو را همواره با ستایشت تسبیح می‌گوییم و تقدیس می‌کنیم. [پروردگار] فرمود: من [از این جانشین و قرار گرفتنش در زمین اسراری] می‌دانم که شما نمی‌دانید.///و آن زمان را یاد آر که پروردگارت به فرشتگان گفت: به یقین جانشینی در زمین قرار می‌دهم. گفتند: آیا موجودی را در زمین قرار می‌دهی که در آن به فساد و تباهی برخیزد و به ناحق خون ریزی کند و حال آن که ما تو را همواره با ستایشت تسبیح می‌گوییم و تقدیس می‌کنیم. [پروردگار] فرمود: من [از این جانشین و قرار گرفتنش در زمین اسراری] می‌دانم که شما نمی‌دانید.///و چون پروردگارت به فرشتگان گفت: من در زمین خلیفه‌اى مى آفرینم، گفتند: آیا کسى را مى‌آفرینى که در آنجا فساد کند و خونها بریزد، و حال آنکه ما به ستایش تو تسبیح مى‌گوییم و تو را تقدیس مى کنیم؟ گفت: من آن دانم که شما نمى‌دانید.///و آن گاه که پروردگارت به فرشتگان گفت: من در زمین جانشینى خواهم گماشت. گفتند: آیا در آن مخلوقى قرار مى‌دهى که تباهى کند و خون‌ها بریزد، حال آن که ما تو را به پاکى مى‌ستاییم و تقدیست مى‌کنیم؟ گفت: من آن مى‌دانم که شما نمى‌دانید///و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: «من در زمین جانشینى خواهم گماشت»، [فرشتگان‌] گفتند: «آیا در آن کسى را مى‌گمارى که در آن فساد انگیزد، و خونها بریزد؟ و حال آنکه ما با ستایش تو، [تو را] تنزیه مى‌کنیم؛ و به تقدیست مى‌پردازیم.» فرمود: «من چیزى مى‌دانم که شما نمى‌دانید.»///و [به یاد آور] هنگامى که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بر آنم که در زمین جانشینى قرار دهم.» فرشتگان گفتند: «آیا کسى را در زمین قرار مى‌دهى که در آن فساد کند و خون‌ها بریزد؟ در حالى که ما با حمد و ستایش، تو را تنزیه و تقدیس مى‌کنیم.» خداوند فرمود: «به راستی من حقایقى را مى‌دانم که شما نمى‌دانید.»///و (به یاد آر) وقتی که پروردگارت فرشتگان را فرمود که من در زمین خلیفه‌ای خواهم گماشت، گفتند: آیا کسانی در زمین خواهی گماشت که در آن فساد کنند و خونها بریزند و حال آنکه ما خود تو را تسبیح و تقدیس می‌کنیم؟! خداوند فرمود: من چیزی (از اسرار خلقت بشر) می‌دانم که شما نمی‌دانید.///و چون پروردگارت به فرشتگان گفت من گمارنده جانشینی در زمینم، گفتند آیا کسی را در آن می‌گماری که در آن فساد می‌کند و خونها می‌ریزد، حال آنکه ما شاکرانه تو را نیایش می‌کنیم و تو را به پاکی یاد می‌کنیم، فرمود من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید///(به خاطر بیاور) هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، جانشینی [= نماینده‌ای‌] قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا!» آیا کسی را در آن قرار می‌دهی که فساد و خونریزی کند؟! (زیرا موجودات زمینی دیگر، که قبل از این آدم وجود داشتند نیز، به فساد و خونریزی آلوده شدند. اگر هدف از آفرینش این انسان، عبادت است،) ما تسبیح و حمد تو را بجا می‌آوریم، و تو را تقدیس می‌کنیم.» پروردگار فرمود: «من حقایقی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.»///و هنگامی که گفت پروردگار تو به فرشتگان که خواهم قرار داد در زمین جانشینی گفتند آیا قرار دهی در زمین آن را که فساد جوید در آن و خون ریزد حالی که ما ستایش و سپاس تو گوئیم و تو را تقدیس کنیم گفت من می‌دانم آنچه را که نمی‌دانید///و چون پروردگارت به فرشتگان گفت: «همانا من قرار‌دهندة جانشینی (از گذشتگان) در زمین می‌باشم»، گفتند: «آیا در آن کسی را (جانشین) قرار می‌دهی که در آن افساد کند و خون‌ها بریزد؟ حال آنکه ما به وسیلة ستایشت (تو را از کل نقایص) تنزیه می‌کنیم، و برایت تقدیس می‌نماییم.» (خدا) فرمود: «به‌راستی من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید.» quran_en_fa And He taught Adam the names of all things; then He placed them before the angels, and said: "Tell me the names of these if ye are right." و خدا همه نام‌ها [ی موجودات] را به آدم آموخت؛ سپس [هویت و حقایق ذات موجودات را] به فرشتگان ارائه کرد و گفت: مرا از نام‌های ایشان خبر دهید، اگر [در ادعای سزاوار بودنتان به جانشینی] راستگویید.///و خدا همه نام‌ها [ی موجودات] را به آدم آموخت؛ سپس [هویت و حقایق ذات موجودات را] به فرشتگان ارائه کرد و گفت: مرا از نام‌های ایشان خبر دهید، اگر [در ادعای سزاوار بودنتان به جانشینی] راستگویید.///و نامها را به تمامى به آدم بیاموخت. سپس آنها را به فرشتگان عرضه کرد. و گفت: اگر راست مى‌گویید مرا به نامهاى اینها خبر دهید.///و همه نام‌ها را به آدم آموخت، سپس آنها را بر فرشتگان عرضه داشت و گفت: اگر راست مى‌گویید مرا از نام‌هاى اینان خبر دهید///و [خدا] همه [معانى‌] نامها را به آدم آموخت؛ سپس آنها را بر فرشتگان عرضه نمود و فرمود: «اگر راست مى‌گویید، از اسامى اینها به من خبر دهید.»///و خداوند همه‌ى اسماء (حقایق و اسرار هستى) را به آدم آموخت، سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست مى‌گویید، [و از آدم شایسته‌ترید،] از اسامى اینها به من خبر دهید.»///و خدا همه اسماء را به آدم یاد داد، آن گاه حقایق آن اسماء را در نظر فرشتگان پدید آورد و فرمود: اسماء اینان را بیان کنید اگر شما در دعوی خود صادقید.///و همه نامها را به آدم آموخت، سپس آنها را بر فرشتگان عرضه داشت و گفت اگر راست می‌گویید به من از نامهای ایشان خبر دهید///سپس علم اسماء [= علم اسرار آفرینش و نامگذاری موجودات‌] را همگی به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!»///و آموخت به آدم نامها را همگی سپس عرضشان کرد بر ملائکه و گفت خبر دهید مرا از نامهای اینان اگر هستید راستگویان‌///و (خدا) همه‌ی اسم‌ها را به آدم آموخت. سپس ایشان را برای فرشتگان به نمایش گذاشت. پس فرمود: «اگر از راستان بوده‌اید، از نام‌های ایشان به من خبری مهم دهید.» quran_en_fa They said: "Glory to Thee, of knowledge We have none, save what Thou Hast taught us: In truth it is Thou Who art perfect in knowledge and wisdom." گفتند: تو از هر عیب و نقصی منزهی، ما را دانشی جز آنچه خودت به ما آموخته‌ای نیست، یقینا تویی که بسیار دانا و حکیمی.///گفتند: تو از هر عیب و نقصی منزهی، ما را دانشی جز آنچه خودت به ما آموخته‌ای نیست، یقینا تویی که بسیار دانا و حکیمی.///گفتند: منزهى تو. ما را جز آنچه خود به ما آموخته‌اى دانشى نیست. تویى داناى حکیم.///گفتند: پاکى تو راست، ما را دانشى جز آنچه به ما آموخته‌اى نیست، حقا داناى حکیم تنها تویى///گفتند: «منزهى تو! ما را جز آنچه [خود] به ما آموخته‌اى، هیچ دانشى نیست؛ تویى داناى حکیم.»///فرشتگان گفتند: «پروردگارا! تو پاک و منزهى! ما چیزى جز آنچه تو به ما آموخته‌اى نمى‌دانیم، همانا تو داناى حکیمى!»///گفتند: منزهی تو، ما نمی‌دانیم جز آنچه تو خود به ما تعلیم فرمودی، که تویی دانا و حکیم.///گفتند پاکا که تویی، ما دانشی نداریم جز آنچه به ما آموخته‌ای، تو دانای فرزانه‌ای‌///فرشتگان عرض کردند: «منزهی تو! ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده‌ای، نمی‌دانیم؛ تو دانا و حکیمی.»///گفتند منزهی تو نیست ما را دانشی جز آنچه تو آموختی همانا توئی دانشمند حکیم‌///گفتند: «منزهی تو! ما را دانشی نیست جز آنچه خود به ما آموخته‌ای. به‌راستی تویی، تو، بسیار دانای حکیم.» quran_en_fa He said: "O Adam! Tell them their names." When he had told them, Allah said: "Did I not tell you that I know the secrets of heaven and earth, and I know what ye reveal and what ye conceal?" [خدا] فرمود: ای آدم! فرشتگان را از نام‌های آنان خبر ده. پس هنگامی که نام هایشان را به فرشتگان خبر داد [خدا] فرمود: آیا به شما نگفتم که من یقینا نهان آسمان‌ها و زمین را می‌دانم، و به آنچه شما آشکار می‌کنید و به آنچه پنهان می‌دارید، دانایم؟///[خدا] فرمود: ای آدم! فرشتگان را از نام‌های آنان خبر ده. پس هنگامی که نام هایشان را به فرشتگان خبر داد [خدا] فرمود: آیا به شما نگفتم که من یقینا نهان آسمان‌ها و زمین را می‌دانم، و به آنچه شما آشکار می‌کنید و به آنچه پنهان می‌دارید، دانایم؟///گفت: اى آدم، آنها را از نامهایشان آگاه کن. چون از آن نامها آگاهشان کرد، خدا گفت: آیا به شما نگفتم که من نهان آسمانها و زمین را مى‌دانم، و بر آنچه آشکار مى‌کنید و پنهان مى‌داشتید آگاهم؟///گفت: اى آدم! آنان (فرشتگان) را از نام‌هاى آنها آگاه ساز. پس همین که از نام آنها آگاهشان نمود، فرمود: آیا به شما نگفتم که من نهان آسمان‌ها و زمین را مى‌دانم، و مى‌دانم آنچه را آشکار مى‌کنید و آنچه را پنهان مى‌داشتید///فرمود: «اى آدم، ایشان را از اسامى آنان خبر ده.» و چون [آدم‌] ایشان را از اسماءشان خبر داد، فرمود: «آیا به شما نگفتم که من نهفته آسمانها و زمین را مى‌دانم؛ و آنچه را آشکار مى‌کنید، و آنچه را پنهان مى‌داشتید مى‌دانم؟»///[خداوند] فرمود: «اى آدم! فرشتگان را از نام‌هاى آنان خبر ده!» پس چون آدم آنها را از نام‌هایشان خبر داد، خداوند فرمود: «آیا به شما نگفتم که اسرار آسمان‌ها و زمین را مى‌دانم و آنچه را آشکار مى‌کنید و آنچه را پنهان مى‌داشتید، مى‌دانم؟»///فرمود: ای آدم، ملائکه را به اسماء این حقایق آگاه ساز. چون آگاه ساخت، خدا فرمود: آیا شما را نگفتم که من بر غیب آسمانها و زمین دانا و بر آنچه آشکار و پنهان دارید آگاهم؟///فرمود ای آدم آنان را از نامهایشان خبر ده، و چون از نامهایشان خبرشان داد، فرمود آیا به شما نگفتم که من ناپیدای آسمانها و زمین را می‌دانم‌///فرمود: «ای آدم! آنان را از اسامی (و اسرار) این موجودات آگاه کن.» هنگامی که آنان را آگاه کرد، خداوند فرمود: «آیا به شما نگفتم که من، غیب آسمانها و زمین را میدانم؟! و نیز میدانم آنچه را شما آشکار میکنید، و آنچه را پنهان میداشتید!»///گفت ای آدم آگهیشان ده به نامهای آنان و گاهی که آگهیشان داد به نامهای آنان گفت آیا نگفتم شما را که من می‌دانم غیب آسمانها و زمین را و می‌دانم آنچه را که فاش و پنهان سازید///فرمود: «ای آدم! ایشان را از اسامی آنان خبری مهم ده.» پس چون (آدم) ایشان را از اسامی آنان خبری مهم داد، (خدا) فرمود: «آیا برای شما نگفتم که به‌راستی من غیب (ویژه‌ی) آسمان‌ها و زمین را می‌دانم‌؛ و آنچه را آشکار می‌کنید و آنچه را پنهان داشته‌اید، می‌دانم‌؟» quran_en_fa And behold, We said to the angels: "Bow down to Adam" and they bowed down. Not so Iblis: he refused and was haughty: He was of those who reject Faith. و [یاد کن] هنگامی که به فرشتگان گفتیم: به آدم سجده کنید، [پس] سجده کردند مگر ابلیس که سر پیچید و تکبر ورزید و از کافران شد.///و [یاد کن] هنگامی که به فرشتگان گفتیم: به آدم سجده کنید، [پس] سجده کردند مگر ابلیس که سر پیچید و تکبر ورزید و از کافران شد.///و به فرشتگان گفتیم: آدم را سجده کنید. همه سجده کردند جز ابلیس، که سرباز زد و برترى جست. و او از کافران بود.///و آن گاه که به فرشتگان گفتیم: براى آدم سجده کنید، پس همه سجده کردند، جز ابلیس که ابا کرد و برترى جست و از کافران گردید///و چون فرشتگان را فرمودیم: «براى آدم سجده کنید»، پس بجز ابلیس -که سر باز زد و کبر ورزید و از کافران شد- [همه‌] به سجده درافتادند.///و هنگامى که به فرشتگان گفتیم: «براى آدم سجده کنید.» همگى سجده کردند. جز ابلیس که سر باز زد و تکبر کرد، و از کافران گردید.///و چون فرشتگان را فرمان دادیم که بر آدم سجده کنید، همه سجده کردند مگر شیطان که ابا و تکبر ورزید و از فرقه کافران گردید.///و چون به فرشتگان گفتیم بر آدم سجده برید، همه سجده بردند جز ابلیس که سرکشید و کبرورزید و از کافران شد///و (یاد کن) هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده و خضوع کنید!» همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سر باز زد، و تکبر ورزید، (و به خاطر نافرمانی و تکبرش) از کافران شد.///و هنگامی که گفتیم به فرشتگان سجده کنید به آدم پس سجده کردند همه جز ابلیس که سر پیچید و بزرگی طلبید و بود از گروه کافران‌///و چون به فرشتگان فرمودیم: «به خاطر (شکرانة تعلیم گرفتن از) آدم (برای خدا) سجده کنید»، پس (همه) به سجده در افتادند، مگر ابلیس که سر باز زد و کبر ورزید و (هماره) از کافران بود. quran_en_fa We said: "O Adam! dwell thou and thy wife in the Garden; and eat of the bountiful things therein as (where and when) ye will; but approach not this tree, or ye run into harm and transgression." و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در این بهشت سکونت گیرید و از هر جای آنکه خواستید فراوان و گوارا بخورید، و به این درخت نزدیک نشوید که [اگر نزدیک شوید] از ستمکاران خواهید شد.///و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در این بهشت سکونت گیرید و از هر جای آنکه خواستید فراوان و گوارا بخورید، و به این درخت نزدیک نشوید که [اگر نزدیک شوید] از ستمکاران خواهید شد.///و گفتیم: اى آدم، خود و زنت در بهشت جاى گیرید. و هر چه خواهید، و هر جا که خواهید، از ثمرات آن به خوشى بخورید. و به این درخت نزدیک مشوید، که به زمره ستمکاران درآیید.///و گفتیم: اى آدم! تو و همسرت در این باغ منزل کنید و به فراوانى از هر جا [و هر چه‌] مى‌خواهید بخورید ولى نزدیک این درخت نشوید که از ظالمان خواهید شد///و گفتیم: «اى آدم، خود و همسرت در این باغ سکونت گیر [ید]؛ و از هر کجاى آن خواهید فراوان بخورید؛ و [لى‌] به این درخت نزدیک نشوید، که از ستمکاران خواهید بود.»///و گفتیم: «اى آدم! تو با همسرت در این باغ سکونت کن و از آن هر چه مى‌خواهید به فراوانى و گوارایى بخورید، اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران خواهید شد.»///و گفتیم: ای آدم تو با جفت خود در بهشت جای گزین و در آنجا از هر نعمت که بخواهید فراوان برخوردار شوید، ولی به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید بود.///و گفتیم ای آدم تو و همسرت در بهشت بیارامید و از [نعمتهای‌] آن از هر جا که خواستید به خوشی و فراوانی بخورید، ولی به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید بود///و گفتیم: «ای آدم! تو با همسرت در بهشت سکونت کن؛ و از (نعمتهای) آن، از هر جا می‌خواهید، گوارا بخورید؛ (اما) نزدیک این درخت نشوید؛ که از ستمگران خواهید شد.///و به آدم گفتیم که با همسر خویش در بهشت بیارام و بخورید از آن گوارا آنچه خواهید و نزدیک نشوید بدین درخت که می‌شوید از ستمگران‌///و گفتیم: «ای آدم! تو و همسرت در (این) باغ، آرام و قرارگیر، و از هر کجای آن هر چه (خوردنی) خواهید پاکیزه و فراوان بخورید و به این درخت نزدیک نشوید، که از ستمکاران خواهید بود.» quran_en_fa Then did Satan make them slip from the (garden), and get them out of the state (of felicity) in which they had been. We said: "Get ye down, all (ye people), with enmity between yourselves. On earth will be your dwelling-place and your means of livelihood - for a time." پس شیطان، هر دو را از [طریق] آن درخت لغزانید و آنان را از آنچه در آن بودند [چه مقام و مرتبه معنوی، و چه منزلت و جایگاه ظاهری] بیرون کرد. و ما گفتیم: [ای آدم و حوا و ای ابلیس!] در حالی که دشمن یکدیگرید [و تا ابد، بین شما آدمیان و ابلیسیان صلح و صفایی نخواهد بود، از این جایگاه] فرود آیید و برای شما در زمین، قرارگاهی [برای زندگی] و تا مدتی معین، وسیله بهرهوری اندکی خواهد بود.///پس شیطان، هر دو را از [طریق] آن درخت لغزانید و آنان را از آنچه در آن بودند [چه مقام و مرتبه معنوی، و چه منزلت و جایگاه ظاهری] بیرون کرد. و ما گفتیم: [ای آدم و حوا و ای ابلیس!] در حالی که دشمن یکدیگرید [و تا ابد، بین شما آدمیان و ابلیسیان صلح و صفایی نخواهد بود، از این جایگاه] فرود آیید و برای شما در زمین، قرارگاهی [برای زندگی] و تا مدتی معین، وسیله بهرهوری اندکی خواهد بود.///پس شیطان آن دو را به خطا واداشت، و از بهشتى که در آن بودند بیرون راند. گفتیم: پایین روید، برخى دشمن برخى دیگر، و قرارگاه و جاى برخوردارى شما تا روز قیامت در زمین باشد.///پس شیطان آن دو را در باره‌ى آن [درخت‌] منحرف نمود و از آنچه در آن بودند بیرونشان کرد، و گفتیم: پایین روید، شما دشمن یکدیگرید و تا مدتى در زمین قرارگاه و معیشتى خواهید داشت///پس شیطان هر دو را از آن بلغزانید؛ و از آنچه در آن بودند ایشان را به درآورد؛ و فرمودیم: «فرود آیید، شما دشمن همدیگرید؛ و براى شما در زمین قرارگاه، و تا چندى برخوردارى خواهد بود.»///پس شیطان آن دو را به لغزش انداخت و آنان را از باغى که در آن بودند، بیرون کرد و [در این هنگام به آنها] گفتیم: «[از این جایگاه] فرود آیید! در حالى که دشمن یکدیگر خواهید بود و براى شما در زمین قرارگاه و تا وقتى معین بهره و برخوردارى خواهد بود.»///پس شیطان آنها را به لغزش افکند (تا از آن درخت خوردند) و (بدین عصیان) آنان را از آن مقام بیرون آورد، و گفتیم که (از بهشت) فرود آیید که برخی از شما برخی را دشمنید، و شما را در زمین تا روز مرگ قرارگاه و بهره خواهد بود.///سپس شیطان آنان را به لغزش کشانید و از جایی که بودند آواره کرد، و گفتیم پایین روید برخی دشمن یکدیگر و در روی زمین تا وقت معین آرامشگاه و بهره‌مندی دارید///پس شیطان موجب لغزش آنها از بهشت شد؛ و آنان را از آنچه در آن بودند، بیرون کرد. و (در این هنگام) به آنها گفتیم: «همگی (به زمین) فرود آیید! در حالی که بعضی دشمن دیگری خواهید بود. و برای شما در زمین، تا مدت معینی قرارگاه و وسیله بهره برداری خواهد بود.»///پس بلغزانیدشان شیطان و برون راندشان از آنچه بودند در آن و گفتیم فرود شوید گروهی از شما دشمن گروهی و شما را است در زمین آرامشگاه و بهره‌ای تا زمانی‌///پس شیطان هر دو را از آن بلغزانید، تا از آنچه در آن بودند ایشان را به درآورد. و فرمودیم: «(به این زمین) فرود آیید حال آنکه دشمنان همدیگرید و برای شما در زمین قرارگاهی است، و تا چندی - از نعمت‌ها- برخوردارید.» quran_en_fa Then learnt Adam from his Lord words of inspiration, and his Lord Turned towards him; for He is Oft-Returning, Most Merciful. پس آدم کلماتی را] مانند کلمه استغفار و توسل به اهل بیت (علیهم السلام) که مایه توبه و بازگشت بود] از سوی پروردگارش دریافت کرد و [پروردگار [توبه‌اش را پذیرفت؛ زیرا او بسیار توبه پذیر و مهربان است.///پس آدم کلماتی را] مانند کلمه استغفار و توسل به اهل بیت (علیهم السلام) که مایه توبه و بازگشت بود] از سوی پروردگارش دریافت کرد و [پروردگار [توبه‌اش را پذیرفت؛ زیرا او بسیار توبه پذیر و مهربان است.///آدم از پروردگارش کلمه‌اى چند فرا گرفت. پس خدا توبه او را بپذیرفت، زیرا توبه‌پذیر و مهربان است.///پس آدم از پروردگار خویش سخنانى دریافت کرد [و توبه نمود] پس خدا توبه‌اش را پذیرفت، حقا که او توبه‌پذیر مهربان است///سپس آدم از پروردگارش کلماتى را دریافت نمود؛ و [خدا] بر او ببخشود؛ آرى، او [ست که‌] توبه‌پذیر مهربان است.///پس آدم از سوى پروردگارش کلماتى دریافت نمود، [و توبه کرد،] پس خداوند لطف خود را بر او بازگرداند. همانا او توبه‌پذیر مهربان است.///پس آدم از خدای خود کلماتی آموخت و خداوند توبه او را پذیرفت، زیرا خدا بسیار توبه‌پذیر و مهربان است.///آنگاه آدم کلماتی از پروردگارش فراگرفت و [خداوند] از او درگذشت، چه او توبه‌پذیر مهربان است‌///سپس آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت؛ (و با آنها توبه کرد.) و خداوند توبه او را پذیرفت؛ چرا که خداوند توبه‌پذیر و مهربان است.///پس دریافت آدم از پروردگار خود سخنانی که توبه‌اش پذیرفت و همانا اوست بسی توبه‌پذیرنده مهربان‌///پس آدم از پروردگارش کلماتی را (با کوشش و کاوش) دریافت تا خدا به او برگشت‌؛ بی‌گمان اوست بسیار برگشت‌‌کننده (بر بندگان) و (اوست) پذیرنده‌ی برگشت (شان) و رحمتگر بر ویژگان. quran_en_fa We said: "Get ye down all from here; and if, as is sure, there comes to you Guidance from me, whosoever follows My guidance, on them shall be no fear, nor shall they grieve. گفتیم: همگی از آن [مرتبه و مقام] فرود آیید؛ چنانچه از سوی من هدایتی برای شما آمد، پس کسانی که از هدایتم پیروی کنند نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین شوند.///گفتیم: همگی از آن [مرتبه و مقام] فرود آیید؛ چنانچه از سوی من هدایتی برای شما آمد، پس کسانی که از هدایتم پیروی کنند نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین شوند.///گفتیم: همه از بهشت فرو شوید؛ پس اگر از جانب من راهنمایى برایتان آمد، بر آنها که از راهنمایى من پیروى کنند بیمى نخواهد بود و خود اندوهناک نمى‌شوند.///گفتیم: همه از آن پایین روید، پس اگر از جانب من هدایتى برایتان آمد، هر کس از هدایت من پیروى کند، نه خوفى بر آنهاست و نه اندوهگین شوند///فرمودیم: «جملگى از آن فرود آیید. پس اگر از جانب من شما را هدایتى رسد، آنان که هدایتم را پیروى کنند بر ایشان بیمى نیست و غمگین نخواهند شد.///گفتیم: «همگى از آن [جایگاه] فرود آیید، و آن‌گاه که هدایتى از طرف من براى شما آمد، پس کسانى که از هدایت من پیروى کنند، نه برایشان بیمى است و نه غمگین خواهند شد.»///گفتیم: همه از بهشت فرود آیید، تا آن گاه که از جانب من راهنمایی برای شما آید، آنان که پیروی او کنند هرگز بیمناک و اندوهگین نخواهند شد.///گفتیم همه از آن [بهشت‌] پایین روید، آنگاه اگر رهنمودی از من برای شما آمد، کسانی که از رهنمودم پیروی کنند، بیمی برایشان نیست و اندوهگین نگردند///گفتیم: «همگی از آن، فرود آیید! هرگاه هدایتی از طرف من برای شما آمد، کسانی که از آن پیروی کنند، نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین شوند.»///گفتیم فرود شوید از آن همگی هرگاه شما را راهنمائی از جانب من آید پس آنانکه پیروی کنند راهنمائی مرا نه برایشان است ترسی و نه اندوهگین شوند///فرمودیم: «جملگی از آن (باغ آسمانی به این زمین) فرود آیید. پس اگر به‌راستی از (جانب) من شما را رهنمایی در رسد، آنان که هدایتم را پیروی کنند نه بیمی بر آنهاست و نه ایشان غمگین می‌شوند.» quran_en_fa "But those who reject Faith and belie Our Signs, they shall be companions of the Fire; they shall abide therein." و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، اهل آتشند و در آن جاودانه‌اند.///و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، اهل آتشند و در آن جاودانه‌اند.///کسانى که کافر شوند، و آیات خدا را تکذیب کنند خود اهل جهنمند و جاودانه در آنجا خواهند بود.///و آنان که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، آنها اهل آتشند و در آن ماندگار///و [لى‌] کسانى که کفر ورزیدند و نشانه‌هاى ما را دروغ انگاشتند، آنانند که اهل آتشند؛ و در آن ماندگار خواهند بود.»///و [لى] کسانى که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، اهل دوزخند و جاودانه در آن خواهند بود.///و آنان که کافر شدند و تکذیب آیات ما کردند اهل دوزخند و در آتش آن همیشه معذب خواهند بود.///و کسانی که کفرورزیدند و آیات ما را دروغ انگاشتند، دوزخی‌اند و جاودانه در آنند///و کسانی که کافر شدند، و آیات ما را دروغ پنداشتند اهل دوزخند؛ و همیشه در آن خواهند بود.///و آنان که کفر ورزیدند و تکذیب آیتهای ما کردند ایشانند یاران آتش در آنند جاودانان‌///و کسانی که کفر ورزیدند و با نشانه‌های ما (همان‌ها و ما را) تکذیب کردند، اینانند همراهان آتش، (و هم) ایشان در آن ماندگارانند. quran_en_fa O Children of Israel! call to mind the (special) favour which I bestowed upon you, and fulfil your covenant with Me as I fulfil My Covenant with you, and fear none but Me. ای بنی اسرائیل! نعمت‌های مرا که به شما عطا کردم، یاد کنید و به پیمانم [که سفارش به عبادت و ایمان به همه انبیا به ویژه پیامبر اسلام است] وفا کنید تا من هم به پیمان شما [که توقع ثواب وپاداش در برابر عبادت وایمان است] وفا کنم، و [نسبت به پیمان شکنی] فقط از من بترسید.///ای بنی اسرائیل! نعمت‌های مرا که به شما عطا کردم، یاد کنید و به پیمانم [که سفارش به عبادت و ایمان به همه انبیا به ویژه پیامبر اسلام است] وفا کنید تا من هم به پیمان شما [که توقع ثواب وپاداش در برابر عبادت وایمان است] وفا کنم، و [نسبت به پیمان شکنی] فقط از من بترسید.///اى بنى اسرائیل، نعمتى را که بر شما ارزانى داشتم به یاد بیاورید. و به عهد من وفا کنید تا به عهدتان وفا کنم. و از من بترسید.///اى بنى اسرائیل! نعمت مرا که بر شما ارزانى داشتم به یاد آرید و پیمان مرا وفا کنید تا به پیمانتان وفا کنم، و تنها از من بیم دارید///اى فرزندان اسرائیل، نعمتهایم را که بر شما ارزانى داشتم به یاد آرید، و به پیمانم وفا کنید، تا به پیمانتان وفا کنم، و تنها از من بترسید.///اى فرزندان اسرائیل! نعمتم را که به شما ارزانى داشتم، به خاطر بیاورید و به پیمانم [که بسته‌اید] وفا کنید، تا من [نیز] به پیمان شما وفا کنم و تنها از من پروا داشته باشید.///ای بنی اسرائیل، به یاد آرید نعمتهایی که به شما عطا کردم، و به عهد من وفا کنید تا به عهد شما وفا کنم، و تنها از من بر حذر باشید.///ای بنی‌اسرائیل نعمتم را که بر شما ارزانی داشتم یاد کنید و به پیمان من وفا کنید تا به پیمان خود با شما وفا کنم و تنها از من بترسید///ای فرزندان اسرائیل! نعمتهایی را که به شما ارزانی داشتم به یاد آورید! و به پیمانی که با من بسته‌اید وفا کنید، تا من نیز به پیمان شما وفا کنم. (و در راه انجام وظیفه، و عمل به پیمانها) تنها از من بترسید!///ای بنی‌اسرائیل یاد آورید نعمتی را که به شما ارزانی فرمودم و وفا کنید به عهد من وفا کنم به عهد شما و مرا پس بترسید///ای فرزندان اسرائیل! نعمت (ویژه) ‌ام را که بر شما ارزانی داشتم به یاد آرید و به پیمانم وفا کنید، تا به پیمانتان وفا کنم، و تنها از من، با پرهیز و اضطراب بهراسید. quran_en_fa And believe in what I reveal, confirming the revelation which is with you, and be not the first to reject Faith therein, nor sell My Signs for a small price; and fear Me, and Me alone. وبه آنچه [بر پیامبر اسلام] نازل کرده‌ام که تصدیق کننده [تورات وانجیلی] است که با شماست، ایمان آورید و نخستین کافر به آن نباشید [که نسل به نسل پس از شما به پیروی از شما به آن کافر شوند] و آیاتم را [در تورات که اوصاف محمد و قرآن در آن است، با تغییر دادن و تحریف کردن] به بهایی ناچیز نفروشید، و فقط از من پروا کنید.///وبه آنچه [بر پیامبر اسلام] نازل کرده‌ام که تصدیق کننده [تورات وانجیلی] است که با شماست، ایمان آورید و نخستین کافر به آن نباشید [که نسل به نسل پس از شما به پیروی از شما به آن کافر شوند] و آیاتم را [در تورات که اوصاف محمد و قرآن در آن است، با تغییر دادن و تحریف کردن] به بهایی ناچیز نفروشید، و فقط از من پروا کنید.///و به آنچه نازل کرده‌ام و کتاب شما را تصدیق مى‌کند ایمان بیاورید، و از نخستین کسانى که انکارش مى‌کنند مباشید. و آیات مرا به بهاى اندک مفروشید و از من بیمناک باشید.///و به آنچه نازل کردم [قرآن‌] بگروید که آنچه را با شماست تصدیق مى‌کند، و نخستین منکر آن نباشید و آیات مرا به بهاى ناچیز مفروشید و تنها از من بترسید///و بدانچه نازل کرده‌ام -که مؤید همان چیزى است که با شماست- ایمان آرید؛ و نخستین منکر آن نباشید، و آیات مرا به بهایى ناچیز نفروشید، و تنها از من پروا کنید.///و به آنچه [از قرآن] نازل کردم، ایمان بیاورید که آنچه را در کتاب شما [از نشانه‌های آن] آمده است، تصدیق مى‌کند و نخستین کافر به آن نباشید و آیات مرا به بهاى ناچیز نفروشید و تنها از من پروا کنید.///و به قرآنی که فرستادم ایمان آورید که تورات شما را تصدیق می‌کند، و اول کافر به آن نباشید، و آیات مرا به بهای اندک نفروشید، و تنها از قهر من بپرهیزید.///و به آنچه همخوان کتاب شما نازل کرده‌ام ایمان بیاورید و نخستین منکر آن نباشید، و آیات مرا به بهای ناچیز نفروشید و تنها از من پروا کنید///و به آنچه نازل کرده‌ام [= قرآن‌] ایمان بیاورید! که نشانه‌های آن، با آنچه در کتابهای شماست، مطابقت دارد؛ و نخستین کافر به آن نباشید! و آیات مرا به بهای ناچیزی نفروشید! (و به خاطر درآمد مختصری، نشانه‌های قرآن و پیامبر اسلام را، که در کتب شما موجود است، پنهان نکنید!) و تنها از من (و مخالفت دستورهایم) بترسید (نه از مردم)!///و ایمان آرید بدانچه فرستادم که مصدق آنچه با شما است و نباشید نخستین کس که بدان کفر ورزد و نفروشید آیتهای مرا به بهائی کم و از من پس بترسید///و بدانچه نازل کرده‌ام - حال آنکه مؤید همان چیزی است که با شماست - ایمان آرید؛ و نخستین کافر (نسبت) به آن مباشید، و آیات مرا با بهایی اندک «نخرید»: معاوضه نکنید، و تنها از من پروا کنید. quran_en_fa And cover not Truth with falsehood, nor conceal the Truth when ye know (what it is). و حق را با باطل مخلوط نکنید [تا تشخیص دادنشان بر مردم جویای حق دشوار نشود]، وحق را [که قرآن وپیامبر است] در حالی که می‌دانید [و می‌شناسید، از مردم] پنهان نکنید.///و حق را با باطل مخلوط نکنید [تا تشخیص دادنشان بر مردم جویای حق دشوار نشود]، وحق را [که قرآن وپیامبر است] در حالی که می‌دانید [و می‌شناسید، از مردم] پنهان نکنید.///حق را به باطل میامیزید و با آنکه حقیقت را مى‌دانید، کتمانش مکنید.///و حق را به باطل نیامیزید و حقیقت را پنهان نکنید در حالى که مى‌دانید///و حق را به باطل درنیامیزید، و حقیقت را -با آنکه خود مى‌دانید- کتمان نکنید.///و حق را با باطل نپوشانید و حقیقت را با این که مى‌دانید، کتمان نکنید.///و حق را به باطل مپوشانید و حقیقت را پنهان نسازید و حال آنکه (به حقانیت آن) واقفید.///و حق را به باطل میامیزید و دیده و دانسته حق را پنهان نکنید///و حق را با باطل نیامیزید! و حقیقت را با اینکه می‌دانید کتمان نکنید!///و نپوشانید حق‌ را به باطل و کتمان نکنید حق‌ را و شما می‌دانید///و حق را با باطل مپوشانید، و حق را کتمان نکنید در حالی که خود‌تان (هم) می‌دانید. quran_en_fa And be steadfast in prayer; practise regular charity; and bow down your heads with those who bow down (in worship). و نماز را بر پا دارید، و زکات بپردازید، و همراه رکوع کنندگان رکوع کنید [که نماز خواندن با جماعت محبوب خداست].///و نماز را بر پا دارید، و زکات بپردازید، و همراه رکوع کنندگان رکوع کنید [که نماز خواندن با جماعت محبوب خداست].///و نماز را برپاى دارید و زکات بدهید و با رکوع‌کنندگان رکوع کنید.///و نماز به پا دارید و زکات بدهید و با راکعان رکوع کنید///و نماز را بر پا دارید، و زکات را بدهید، و با رکوع‌کنندگان رکوع کنید.///و نماز را به پا دارید و زکات را بپردازید و همراه با رکوع­کنندگان، رکوع نمایید.///و نماز به پا دارید و زکات بدهید و با خدا پرستان حق را پرستش کنید.///و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و با نمازگزاران نماز کنید///و نماز را بپا دارید، و زکات را بپردازید، و همراه رکوع کنندگان رکوع کنید (و نماز را با جماعت بگزارید)!///و بپای دارید نماز را و بدهید زکوة را و رکوع گزارید (نماز گزارید) با رکوع‌گزاران‌///و نماز را بر پا دارید و زکات را بدهید و با رکوع‌کنندگان رکوع کنید. quran_en_fa Do ye enjoin right conduct on the people, and forget (To practise it) yourselves, and yet ye study the Scripture? Will ye not understand? آیا مردم را به نیکی فرمان می‌دهید و خود را [در ارتباط با نیکی] فراموش می‌کنید؟ در حالی که کتاب [تورات را که با شدت به نیکی دعوتتان کرده] می‌خوانید. آیا [به وضع زیان بار و خطرناک خود] نمی‌اندیشید؟///آیا مردم را به نیکی فرمان می‌دهید و خود را [در ارتباط با نیکی] فراموش می‌کنید؟ در حالی که کتاب [تورات را که با شدت به نیکی دعوتتان کرده] می‌خوانید. آیا [به وضع زیان بار و خطرناک خود] نمی‌اندیشید؟///آیا در حالى که کتاب را مى‌خوانید، مردم را به نیکى فرمان مى‌دهید و خود را فراموش مى‌کنید؟ آیا به عقل درنمى‌یابید؟///آیا مردم را به خیر و نیکى فرمان مى‌دهید و خود را فراموش مى‌کنید با این که شما کتاب آسمانى را تلاوت مى‌کنید؟ پس چرا نمى‌اندیشید///آیا مردم را به نیکى فرمان مى‌دهید و خود را فراموش مى‌کنید، با اینکه شما کتاب [خدا] را مى‌خوانید؟ آیا [هیچ‌] نمى‌اندیشید؟///آیا مردم را به نیکى دعوت می‌کنید و خودتان را فراموش مى‌نمایید؟ با این که شما کتاب [آسمانى] را مى‌خوانید. آیا هیچ فکر نمى‌کنید؟///چگونه شما مردم را به نیکوکاری دستور می‌دهید و خود را فراموش می‌کنید و حال آنکه کتاب خدا را می‌خوانید، چرا اندیشه نمی‌کنید؟///آیا مردم را به نیکی فرمان می‌دهید و خودتان را فراموش می‌کنید؟ حال آنکه کتاب [تورات‌] می‌خوانید، مگر نمی‌اندیشید؟///آیا مردم را به نیکی (و ایمان به پیامبری که صفات او آشکارا در تورات آمده) دعوت می‌کنید، اما خودتان را فراموش می‌نمایید؛ با اینکه شما کتاب (آسمانی) را می‌خوانید! آیا نمی‌اندیشید؟!///آیا مردم را به نیکی خوانید و خود را فراموش کنید حالی که می‌خوانید کتاب را آیا بخرد نمی‌یابید///آیا مردمان را به نیکی فرمان می‌دهید و خودتان را فراموش می‌کنید، حال آنکه شما کتاب (خدا) را می‌خوانید؟ پس آیا خردورزی نمی‌کنید؟ quran_en_fa Nay, seek (Allah's) help with patient perseverance and prayer: It is indeed hard, except to those who bring a lowly spirit,- از صبر و نماز [برای حل مشکلات خود و پاک ماندن از آلودگی‌ها و رسیدن به رحمت حق] کمک بخواهید و بی تردید این کار جز بر کسانی که در برابر حق قلبی فروتن دارند دشوار و گران است.///از صبر و نماز [برای حل مشکلات خود و پاک ماندن از آلودگی‌ها و رسیدن به رحمت حق] کمک بخواهید و بی تردید این کار جز بر کسانی که در برابر حق قلبی فروتن دارند دشوار و گران است.///از شکیبایى و نماز یارى جویید. و این دو، کارى دشوارند، جز براى اهل خشوع:///و از صبر و نماز یارى بگیرید و البته آن جز بر خاشعان بسى گران است///از شکیبایى و نماز یارى جویید. و به راستى این [کار] گران است، مگر بر فروتنان:///و از صبر و نماز یارى جویید، [و با شکیبایى و توجه به پروردگار، نیرو بگیرید،] و این کار جز براى خاشعان، دشوار و سنگین است.///و یاری جویید از خدا به صبر و نماز، که نماز (با حضور قلب) امری بسیار بزرگ و دشوار است مگر بر خداپرستان فروتن.///از صبر [روزه‌] و نماز یاری بجویید و آن [نماز] جز بر فروتنان گران می‌آید///از صبر و نماز یاری جوئید؛ (و با استقامت و مهار هوسهای درونی و توجه به پروردگار، نیرو بگیرید؛) و این کار، جز برای خاشعان، گران است.///و کمک جوئید از صبر و نماز و همانا گران است آن جز بر فروتنان‌///و با شکیبایی و نماز (در راه خدا) یاری جویید و به‌راستی این (کار) بی‌گمان (باری) بزرگ است، مگر بر دلباختگان (به خدا). quran_en_fa Who bear in mind the certainty that they are to meet their Lord, and that they are to return to Him. [دارندگان قلب فروتن] کسانی هستند که یقین دارند دیدار کننده [قیامت و پاداش] پروردگارشان می‌باشد و قطعا به سوی او باز می‌گردند.///[دارندگان قلب فروتن] کسانی هستند که یقین دارند دیدار کننده [قیامت و پاداش] پروردگارشان می‌باشد و قطعا به سوی او باز می‌گردند.///آنان که بى‌گمان مى‌دانند که با پروردگار خود دیدار خواهند کرد و نزد او باز مى‌گردند.///آنهایى که مى‌دانند حتما به لقاى پروردگارشان مى‌رسند و به سوى او باز مى‌گردند///همان کسانى که مى‌دانند با پروردگار خود دیدار خواهند کرد؛ و به سوى او باز خواهند گشت.///آنان که مى‌دانند به پیشگاه پروردگارشان حاضر خواهند شد و به سوى او بازمی‌گردند.///آنان که می‌دانند به پیشگاه خدا حاضر خواهند شد و بازگشتشان به سوی او خواهد بود.///کسانی که یقین دارند به لقای پروردگارشان می‌رسند و بازگردنده به سوی او هستند///آنها کسانی هستند که می‌دانند دیدارکننده پروردگار خویشند، و به سوی او بازمی‌گردند.///آنان که ملاقات پروردگار خویش را گمان دارند و آن که ایشانند بسوی او بازگشت‌کنندگان‌///(اینانند) کسانی که (در دل‌هاشان) گمان دارند به‌راستی ملاقات کنندگان پروردگارشانند؛ و (اینکه) به‌درستی تنها سوی او بازگردنده‌اند. quran_en_fa Children of Israel! call to mind the (special) favour which I bestowed upon you, and that I preferred you to all other (for My Message). ای بنی اسرائیل! نعمت‌های مرا که به شما عطا کردم و اینکه شما را بر جهانیان [زمان خودتان] برتری دادم، یاد کنید،///ای بنی اسرائیل! نعمت‌های مرا که به شما عطا کردم و اینکه شما را بر جهانیان [زمان خودتان] برتری دادم، یاد کنید،///اى بنى اسرائیل، نعمتى را که بر شما ارزانى داشتم و شما را بر جهانیان برترى دادم به یاد بیاورید.///اى بنى اسرائیل! نعمتم را که بر شما ارزانى داشتم و شما را بر جهانیان (مردم زمانه) برترى دادم به یاد آرید///اى فرزندان اسرائیل، از نعمتهایم که بر شما ارزانى داشتم، و [از] اینکه من شما را بر جهانیان برترى دادم، یاد کنید.///اى بنى‌اسرائیل! نعمتم را که به شما ارزانى داشتم، به خاطر بیاورید، و [نیز به یاد آورید که] من، شما را بر جهانیان، برترى بخشیدم.///ای بنی اسرائیل، یاد کنید از نعمتهایی که به شما عطا کردم و (به نعمت کتاب و رسول) شما را بر عالمیان برتری دادم.///ای بنی‌اسرائیل نعمتم را که بر شما ارزانی داشتم و اینکه شما را بر جهانیان [هم زمانتان‌] برتری بخشیدم، یاد کنید///ای بنی اسرائیل! نعمتهایی را که به شما ارزانی داشتم به خاطر بیاورید؛ و (نیز به یاد آورید که) من، شما را بر جهانیان، برتری بخشیدم.///ای بنی اسرائیل یاد آرید نعمتم را که به شما ارزانی داشتم و آنکه برتری دادم شما را بر جهانیان‌///ای فرزندان اسرائیل! نعمت (ویژه) ‌ام را که بر شما ارزانی داشتم، و اینکه به‌راستی من شما را بر جهانیان (زمانتان) برتری دادم، به یاد آرید. quran_en_fa Then guard yourselves against a day when one soul shall not avail another nor shall intercession be accepted for her, nor shall compensation be taken from her, nor shall anyone be helped (from outside). و از روزی پروا کنید که نه کسی از کسی عذابی را دفع می‌کند، و نه از کسی شفاعتی می‌پذیرند، و نه از کسی [در برابر گناهانش] فدیه و عوضی می‌گیرند، و نه [برای رهایی از آتش دوزخ] یاری می‌شوند.///و از روزی پروا کنید که نه کسی از کسی عذابی را دفع می‌کند، و نه از کسی شفاعتی می‌پذیرند، و نه از کسی [در برابر گناهانش] فدیه و عوضی می‌گیرند، و نه [برای رهایی از آتش دوزخ] یاری می‌شوند.///و بترسید از روزى که هیچ کس دیگرى را به کار نیاید و هیچ شفاعتى از کسى پذیرفته نگردد و از کسى عوضى نستانند و کسى را یارى نکنند.///و بترسید از روزى که کسى از دیگرى چیزى دفع نکند و از کسى شفاعتى نپذیرند و از او فدیه و غرامت نگیرند و نه ایشان یارى شوند///و بترسید از روزى که هیچ کس چیزى [از عذاب خدا] را از کسى دفع نمى‌کند؛ و نه از او شفاعتى پذیرفته، و نه به جاى وى بدلى گرفته مى‌شود؛ و نه یارى خواهند شد.///و از روزى بترسید که کسى مجازات دیگرى را نمى‌پذیرد و شفاعتى از کسى پذیرفته نمى‌شود و غرامتى از او قبول نخواهد شد، و [به هیچ صورت] یارى نخواهند شد.///و حذر کنید از آن روزی که هیچ کس به کار دیگری نیاید، و شفاعت هیچ کس پذیرفته نشود، و فدا و عوض از کسی قبول نکنند، و هیچ یاری کننده و فریاد رسی نخواهند داشت.///و از روزی بترسید که کسی به داد کسی نرسد و از کسی شفاعتی پذیرفته نشود و بدل و بلاگردانی گرفته نشود و یاری نیابند///و از آن روز بترسید که کسی مجازات دیگری را نمی‌پذیرد و نه از او شفاعت پذیرفته می‌شود؛ و نه غرامت از او قبول خواهد شد؛ و نه یاری می‌شوند.///و بترسید از روزی که انجام ندهد کسی برای کسی چیزی را و نه از کسی شفاعتی پذیرفته شود و نه بدلی از او قبول گردد و نه ایشان یاری شوند///و پروا کنید از روزی که هیچ کس چیزی (از عذاب خدا) را از کسی کفایت نمی‌کند؛ و نه از او شفاعتی پذیرفته گردد و نه به جای وی بدلی گرفته شود؛ و نه ایشان یاری خواهند شد. quran_en_fa And remember, We delivered you from the people of Pharaoh: They set you hard tasks and punishments, slaughtered your sons and let your women-folk live; therein was a tremendous trial from your Lord. و [یادکنید] آن گاه که شما را از [سیطره حکومت ظالمانه] فرعونیان نجات دادیم؛ آنان که همواره شما را به سخت‌ترین صورت شکنجه می‌کردند، پسران شما را سر می‌بریدند و زنان شما را [برای بیگاری و کنیزی] زنده می‌گذاشتند. و در این سختی‌ها ومشکلات آزمایشی بزرگ از سوی پروردگارتان بود.///و [یادکنید] آن گاه که شما را از [سیطره حکومت ظالمانه] فرعونیان نجات دادیم؛ آنان که همواره شما را به سخت‌ترین صورت شکنجه می‌کردند، پسران شما را سر می‌بریدند و زنان شما را [برای بیگاری و کنیزی] زنده می‌گذاشتند. و در این سختی‌ها ومشکلات آزمایشی بزرگ از سوی پروردگارتان بود.///و به یاد آرید آنگاه که شما را از فرعونیان رهانیدیم: شما را شکنجه‌هاى سخت مى‌کردند، پسرانتان را مى‌کشتند و زنانتان را زنده مى گذاشتند. و در این آزمونى بزرگ از سوى پروردگارتان بود.///و [یاد کنید] آن گاه که شما را از فرعونیان نجات دادیم، که شما را به سختى آزار مى‌دادند، پسرانتان را سر مى‌بریدند و زنانتان را زنده مى‌گذاشتند و در آن [مصایب‌] آزمونى بزرگ از سوى پروردگارتان بود///و [به یاد آرید] آنگاه که شما را از [چنگ‌] فرعونیان رهانیدیم؛ [آنان‌] شما را سخت شکنجه مى‌کردند؛ پسران شما را سر مى‌بریدند؛ و زنهایتان را زنده مى‌گذاشتند، و در آن [امر، بلا و] آزمایش بزرگى از جانب پروردگارتان بود.///و [نیز به خاطر بیاورید] آن زمان که شما را از چنگال فرعونیان رهایى بخشیدیم، که همواره شما را به بدترین صورت آزار مى‌دادند، پسران شما را سر مى‌بریدند و زنان شما را [براى کنیزى] زنده نگه مى‌داشتند و در این امر، براى شما آزمایشی بزرگ و سخت از طرف پروردگارتان بود.///و (به یاد آرید) هنگامی که شما را از ستم فرعونیان نجات دادیم که از آنها سخت در شکنجه بودید، (به حدی که) پسران شما را کشته و زنانتان را زنده نگاه می‌داشتند، و آن بلا و امتحانی بزرگ بود که خدا شما را بدان می‌آزمود.///و یاد کنید که شما را از آل فرعون رهانیدیم که عذابی سخت را به شما می‌چشانیدند، پسرانتان را می‌کشتند و دخترانتان را [برای کنیزی‌] زنده نگاه می‌داشتند، و در آن آزمونی بزرگ از سوی پروردگارتان بود///و (نیز به یاد آورید) آن زمان که شما را از چنگال فرعونیان رهایی بخشیدیم؛ که همواره شما را به بدترین صورت آزار می‌دادند: پسران شما را سر می‌بریدند؛ و زنان شما را (برای کنیزی) زنده نگه می‌داشتند. و در اینها، آزمایش بزرگی از طرف پروردگارتان برای شما بود.///و زمانی که نجات دادیم شما را از آل فرعون که روا می‌داشتند بر شما شکنجه زشت را می‌کشتند به سختی پسران شما را و زنده می‌گذاشتند زنان شما را و در آنتان بود آزمایشی از پروردگار شما بزرگ‌///و چون شما را از (چنگ) فرعونیان رهانیدیم‌؛ حال آنکه شما را شکنجه‌‌ای بد می‌کردند: پسرانتان را سر می‌بریدند و زنانتان را زنده می‌گذاشتند و از آنان سلب حیا می‌کردند. و این برای شما بلا و آزمایشی بزرگ از جانب پروردگارتان (بوده) است. quran_en_fa And remember We divided the sea for you and saved you and drowned Pharaoh's people within your very sight. و [یاد کنید] هنگامی که دریا را برای شما شکافتیم، پس شما را نجات دادیم و فرعونیان را در حالی که می‌دیدید، غرق کردیم.///و [یاد کنید] هنگامی که دریا را برای شما شکافتیم، پس شما را نجات دادیم و فرعونیان را در حالی که می‌دیدید، غرق کردیم.///و آن هنگام را که دریا را برایتان شکافتیم و شما را رهانیدیم و فرعونیان را در برابر چشمانتان غرقه ساختیم.///و [یاد کنید] آن گاه که دریا را برایتان بشکافتیم و شما را نجات دادیم و فرعونیان را غرق نمودیم و شما نظاره مى‌کردید///و هنگامى که دریا را براى شما شکافتیم و شما را نجات بخشیدیم؛ و فرعونیان را -در حالى که شما نظاره مى‌کردید- غرق کردیم.///و هنگامى که دریا را براى شما شکافتیم و شما را نجات دادیم و فرعونیان را غرق کردیم، در حالى که شما تماشا مى‌کردید.///و (یاد کنید) هنگامی که دریا را شکافتیم و شما را نجات دادیم و فرعونیان را غرق کردیم و شما مشاهده می‌کردید.///و یاد کنید که دریا را برای شما شکافتیم و شما را رهانیدیم و آل فرعون را غرق کردیم و شما نظاره می‌کردید///و (به خاطر بیاورید) هنگامی را که دریا را برای شما شکافتیم؛ و شما را نجات دادیم؛ و فرعونیان را غرق ساختیم؛ در حالی که شما تماشا می‌کردید.///و هنگامی که بشکافتیم برای شما دریا را پس نجات دادیم شما را و غرق نمودیم آل فرعون را حالی که بودید نگران‌///و چون دریا را برایتان شکافتیم، پس شما را نجات دادیم، و فرعونیان را - در حالی که شما نظاره می‌کردید - غرق کردیم. quran_en_fa And remember We appointed forty nights for Moses, and in his absence ye took the calf (for worship), and ye did grievous wrong. و [یاد کنید] زمانی که [برای نازل کردن تورات] چهل شب با موسی وعده گذاشتیم، سپس شما بعد از [غایب شدن] او گوساله را معبود خود گرفتید، در حالی که [به سبب این کار بسیار زشت] ستمکار بودید.///و [یاد کنید] زمانی که [برای نازل کردن تورات] چهل شب با موسی وعده گذاشتیم، سپس شما بعد از [غایب شدن] او گوساله را معبود خود گرفتید، در حالی که [به سبب این کار بسیار زشت] ستمکار بودید.///و آن هنگام را که چهل شب با موسى وعده نهادیم و شما که ستمکاران بودید، بعد از او گوساله را پرستیدید.///و [یاد کنید] آن گاه که با موسى چهل شب وعده گذاشتیم، آن گاه شما در غیاب وى گوساله را به پرستش گرفتید و شما [واقعا] ستمکارید///و آنگاه که با موسى چهل شب قرار گذاشتیم؛ آنگاه در غیاب وى، شما گوساله را [به پرستش‌] گرفتید، در حالى که ستمکار بودید.///و هنگامى که با موسى چهل شب وعده گذاردیم و شما پس از [آمدن] او [به میقات،] گوساله را [معبود خود] گرفتید، در حالى که ستمکار بودید.///و (یاد آورید) موقعی که با موسی چهل شب وعده نهادیم، پس شما (در غیبت او) گوساله پرستی اختیار کرده ستمکار و بیدادگر شدید.///و یاد کنید که با موسی چهل شب وعده گذاشته بودیم، آنگاه شما در غیاب او گوساله را به پرستش گرفتید و شما ستمکار بودید///و (به یاد آورید) هنگامی را که با موسی چهل شب وعده گذاردیم؛ (و او، برای گرفتن فرمانهای الهی، به میعادگاه آمد؛) سپس شما گوساله را بعد از او (معبود خود) انتخاب نمودید؛ در حالی که ستمکار بودید.///و هنگامی که میعاد نهادیم با موسی چهل شب سپس برگرفتید گوساله را از آن پس و بودید ستمگران‌///و چون با موسی چهل شب وعده گذاشتیم، سپس شما بعد از (رفتن) وی، گوساله را (به پرستش) گرفتید. حال آنکه شما ستمکارانید. quran_en_fa Even then We did forgive you; there was a chance for you to be grateful. سپس بعد از آن [کار زشت] از [گناه] شما درگذشتیم، تا سپاس گزاری کنید.///سپس بعد از آن [کار زشت] از [گناه] شما درگذشتیم، تا سپاس گزاری کنید.///پس گناهانتان را عفو کردیم، باشد که سپاسگزار باشید.///پس از آن بر شما بخشودیم تا مگر سپاسگزارى کنید///پس از آن بر شما بخشودیم، باشد که شکرگزارى کنید.///آن‌گاه پس از آن [انحراف] از شما درگذشتیم تا شاید شکر [این نعمت را] به جاى آورید.///آن گاه شما را پس از چنین کار زشت بخشیدیم، شاید سپاسگزار شوید.///آنگاه پس از آن از شما درگذشتیم تا سپاس بگزارید///سپس شما را بعد از آن بخشیدیم؛ شاید شکر (این نعمت را) بجا آورید.///پس بخشودیم بر شما پس از آن باشد که شما شکر گزارید///سپس بعد از آن از (گناه) شما چشم‌پوشی کردیم، شاید شما شکرگزاری کنید. quran_en_fa And remember We gave Moses the Scripture and the Criterion (Between right and wrong): There was a chance for you to be guided aright. و [یاد کنید] هنگامی که به موسی، کتاب و میزان جداکننده [حق از باطل] عطا کردیم تا هدایت یابید.///و [یاد کنید] هنگامی که به موسی، کتاب و میزان جداکننده [حق از باطل] عطا کردیم تا هدایت یابید.///و به یاد آرید آن هنگام را که به موسى کتاب و فرقان دادیم، باشد که هدایت شوید.///و آن گاه که به موسى کتاب و فرقان دادیم به این امید که هدایت یابید///و آنگاه که موسى را کتاب و فرقان [=جداکننده حق از باطل‌] دادیم، شاید هدایت یابید.///و هنگامى که به موسى کتاب [تورات] و وسیله‌ی تشخیص [حق از باطل] دادیم، تا شاید شما هدایت شوید.///و (به یاد آورید) وقتی که به موسی کتاب و فرقان عطا کردیم، باشد که به راه حق هدایت یابید.///و یاد کنید که به موسی کتاب آسمانی و فرقان دادیم تا به راه آیید///و (نیز به خاطر آورید) هنگامی را که به موسی، کتاب و وسیله تشخیص (حق از باطل) را دادیم؛ تا هدایت شوید.///و هنگامی که دادیم به موسی کتاب و فرقان را شاید رهبری شوید///و چون موسی را کتاب و فرقان [: جدا کننده‌ی حق از باطل] دادیم، شاید شما راه یابید. quran_en_fa And remember Moses said to his people: "O my people! Ye have indeed wronged yourselves by your worship of the calf: So turn (in repentance) to your Maker, and slay yourselves (the wrong-doers); that will be better for you in the sight of your Maker." Then He turned towards you (in forgiveness): For He is Oft-Returning, Most Merciful. و [یاد کنید] زمانی که موسی به قومش گفت: ای قوم من! قطعا شما به سبب معبود گرفتن گوساله به خودتان ستم ورزیدید، پس به سوی آفریننده خود بازگردید، و [افرادی از] خودتان را [که گوساله را به پرستش گرفتند] بکشید که این [عمل] برای شما در پیشگاه آفریدگارتان بهتر است. پس خدا [به دنبال اجرا کردن دستورش] توبه شما را پذیرفت؛ زیرا او بسیار توبه پذیر و مهربان است.///و [یاد کنید] زمانی که موسی به قومش گفت: ای قوم من! قطعا شما به سبب معبود گرفتن گوساله به خودتان ستم ورزیدید، پس به سوی آفریننده خود بازگردید، و [افرادی از] خودتان را [که گوساله را به پرستش گرفتند] بکشید که این [عمل] برای شما در پیشگاه آفریدگارتان بهتر است. پس خدا [به دنبال اجرا کردن دستورش] توبه شما را پذیرفت؛ زیرا او بسیار توبه پذیر و مهربان است.///و آن هنگام را که موسى به قوم خود گفت: اى قوم من، شما بدان سبب که گوساله را پرستیدید بر خود ستم روا داشتید؛ اینک به درگاه آفریدگارتان توبه کنید و یکدیگر را بکشید، که چنین کارى در نزد آفریدگارتان ستوده‌تر است. پس خدا توبه شما را بپذیرفت، زیرا توبه‌پذیر و مهربان است.///و آن گاه که موسى به قوم خود گفت: اى قوم من! شما با گوساله پرستى به خود ستم کردید، اینک به سوى آفریدگار خود بازگردید و [توبه نمایید و خطاکاران‌] خود را [به کیفر ارتداد] بکشید که این کار نزد آفریدگارتان براى شما بهتر است، پس بر شما بخشود که او توبه‌پذی///و چون موسى به قوم خود گفت: «اى قوم من، شما با [به پرستش‌] گرفتن گوساله، برخود ستم کردید، پس به درگاه آفریننده خود توبه کنید، و [خطاکاران‌] خودتان را به قتل برسانید، که این [کار] نزد آفریدگارتان براى شما بهتر است.» پس [خدا] توبه شما را پذیرفت، که او توبه‌پذیر مهربان است.///و زمانى که موسى به قوم خود گفت: «اى قوم من! شما با [به پرستش] گرفتن گوساله، به خود ستم کردید. پس به سوى خالق خود توبه کنید و بازگردید و [افرادى از] خودتان را [که گوساله را به پرستش گرفتند،] به قتل برسانید، این کار براى شما در پیشگاه پروردگارتان بهتر است.» پس خداوند توبه‌ى شما را پذیرفت، زیرا او توبه‌پذیر مهربان است.///و (یاد کنید) وقتی که موسی به قوم خود گفت: ای قوم، شما به نفس خود ستم کردید که (به جهالت) گوساله پرست شدید، اکنون به سوی آفریدگارتان باز گردید و (به کیفر جهالت خود) به کشتن یکدیگر تیغ برکشید، این برای شما در پیشگاه آفریدگارتان بهترین (کفاره عمل) است. آن گاه از شما در گذشت که او بسیار توبه‌پذیر و مهربان است.///و یاد کنید که موسی به قومش گفت ای قوم من، شما با گوساله‌پرستی بر خودتان ستم کرده‌اید، اینک به درگاه آفریدگارتان توبه کنید و خودتان را بکشید، که این در نزد آفریدگارتان برای شما بهتر است، آنگاه [که چنین کردید، خداوند] از شما درگذشت، چرا که او توبه‌پذیر مهربان است‌///و زمانی را که موسی به قوم خود گفت: «ای قوم من! شما با انتخاب گوساله (برای پرستش) به خود ستم کردید! پس توبه کنید؛ و به سوی خالق خود باز گردید! و خود را [=یکدیگر را] به قتل برسانید! این کار، برای شما در پیشگاه پروردگارتان بهتر است.» سپس خداوند توبه شما را پذیرفت؛ زیرا که او توبه‌پذیر و رحیم است.///و هنگامی که گفت موسی به قوم خود ای قوم من همانا ستم بر خود کردید به گرفتن شما گوساله را پس بازگردید به آفریدگار خود و بکشید نفوس خویش را آن بهتر است از برای شما نزد پروردگارتان پس پذیرفت توبه شما را که اوست توبه‌پذیرنده مهربان‌///و چون موسی برای قومش گفت: «ای قوم من! همانا شما با (به پرستش) گرفتن گوساله، بر خودتان ستم کردید، پس به درگاه آفریدگار سازمان‌‌دهنده‌ی خود بازگردید؛ پس خودهاتان (یکدیگر) را بکشید. این کار بزرگ نزد (خدای) سازمان‌دهنده‌تان برای شما نیک است.» پس (خدا نیز) بر شما بازگشت، (که) او، بی‌گمان همو بسیار برگشت‌کننده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa And remember ye said: "O Moses! We shall never believe in thee until we see Allah manifestly," but ye were dazed with thunder and lighting even as ye looked on. و [یاد کنید] آن گاه که گفتید: ای موسی! هرگز به تو ایمان نمی‌آوریم تا خدا را آشکارا [با چشم خود] ببینیم. پس صاعقه مرگبار شما را گرفت، در حالی که می‌دیدید.///و [یاد کنید] آن گاه که گفتید: ای موسی! هرگز به تو ایمان نمی‌آوریم تا خدا را آشکارا [با چشم خود] ببینیم. پس صاعقه مرگبار شما را گرفت، در حالی که می‌دیدید.///و آن هنگام را که گفتید: اى موسى، ما تا خدا را به آشکارا نبینیم به تو ایمان نمى‌آوریم. و همچنان که مى‌نگریستید صاعقه شما را فرو گرفت.///و چون گفتید: اى موسى! هرگز براى تو ایمان نیاوریم مگر این که خدا را آشکارا ببینیم. پس صاعقه شما را در حالى که نگاه مى‌کردید بگرفت///و چون گفتید: «اى موسى، تا خدا را آشکارا نبینیم، هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد.» پس -در حالى که مى‌نگریستید- صاعقه شما را فرو گرفت.///و هنگامى که گفتید: «اى موسى! ما هرگز به تو ایمان نمى‌آوریم، مگر این که خدا را آشکارا [به چشم خود] ببینیم.» پس صاعقه [جان] شما را گرفت، در حالى که تماشا مى‌کردید.///و (یاد آرید) وقتی که گفتید: ای موسی ما به تو ایمان نمی‌آوریم تا آنکه خدا را آشکار ببینیم، پس صاعقه سوزان بر شما فرود آمد و آن را مشاهده می‌کردید.///و یاد کنید که گفتید ای موسی ما [سخن‌] تو را باور نمی‌کنیم مگر آنکه خداوند را آشکارا ببینیم، آنگاه [به چشم خود] دیدید که صاعقه بر شما فرود آمد///و (نیز به یاد آورید) هنگامی را که گفتید: «ای موسی! ما هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد؛ مگر اینکه خدا را آشکارا (با چشم خود) ببینیم!» پس صاعقه شما را گرفت؛ در حالی که تماشا می‌کردید.///و هنگامی که گفتید ای موسی ایمان نیاریم به تو تا ببینیم خدا را آشکارا پس بگرفت شما را صاعقه حالی که بودید نگران‌///و چون گفتید: «ای موسی! «هرگز برایت ایمان نمی‌آوریم تا خدا را آشکارا بنگریم.» پس در حالی که می‌نگریستید، آذرخش آتشین شما را در بر گرفت. quran_en_fa Then We raised you up after your death: Ye had the chance to be grateful. سپس شما را پس از مرگتان برانگیختیم تا سپاس گزاری کنید.///سپس شما را پس از مرگتان برانگیختیم تا سپاس گزاری کنید.///و شما را پس از مردن زنده ساختیم، شاید سپاسگزار شوید.///سپس شما را پس از مرگتان برانگیختیم، باشد که شکرگزارى کنید///سپس شما را پس از مرگتان برانگیختیم؛ باشد که شکرگزارى کنید.///سپس شما را پس از مرگتان [حیات بخشیدیم و] برانگیختیم، شاید شکرگزارى کنید.///سپس شما را بعد از مرگ برانگیختیم شاید خدا را شکر گزارید.///آنگاه پس از مردنتان، شما را [دیگر بار] زنده کردیم، تا سپاس بگزارید///سپس شما را پس از مرگتان، حیات بخشیدیم؛ شاید شکر (نعمت او را) بجا آورید.///سپس زنده کردیم شما را پس از مرگتان شاید که شما شکر گزارید///سپس شما را بعد از مرگتان برانگیختیم‌؛ شاید شکرگزاری کنید. quran_en_fa And We gave you the shade of clouds and sent down to you Manna and quails, saying: "Eat of the good things We have provided for you:" (But they rebelled); to us they did no harm, but they harmed their own souls. و [در صحرای سوزان سینا] ابر را بر سر شما سایبان قرار دادیم؛ و بر شما گزانگبین و بلدرچین نازل کردیم؛ [و گفتیم:] از خوراکی‌های پاک و پاکیزه‌ای که روزی شما قرار داده‌ایم بخورید. و آنان [در تجاوز و طغیانشان وناسپاسی وکفرانشان] بر ما ستم نکردند، بلکه همواره بر خود ستم می‌ورزیدند.///و [در صحرای سوزان سینا] ابر را بر سر شما سایبان قرار دادیم؛ و بر شما گزانگبین و بلدرچین نازل کردیم؛ [و گفتیم:] از خوراکی‌های پاک و پاکیزه‌ای که روزی شما قرار داده‌ایم بخورید. و آنان [در تجاوز و طغیانشان وناسپاسی وکفرانشان] بر ما ستم نکردند، بلکه همواره بر خود ستم می‌ورزیدند.///و ابر را سایبانتان گردانیدیم و برایتان من و سلوى فرستادیم: بخورید از این چیزهاى پاکیزه که شما را روزى داده‌ایم. و آنان بر ما ستم نکردند، بلکه بر خود ستم مى‌کردند.///و ابر را سایبان شما کردیم و من و سلوى بر شما نازل کردیم [و گفتیم:] از پاکیزه‌هاى آنچه روزیتان کرده‌ایم بخورید، و [با این کارها] بر ما ستم نکردند، بلکه بر خویشتن ستم مى‌کردند///و بر شما ابر را سایه‌گستر کردیم؛ و بر شما «گزانگبین» و «بلدرچین» فرو فرستادیم؛ [و گفتیم:] «از خوراکیهاى پاکیزه‌اى که به شما روزى داده‌ایم، بخورید.» و [لى آنان‌] بر ما ستم نکردند، بلکه بر خویشتن ستم روا مى‌داشتند.///و ابر را بر شما سایبان ساختیم و من و سلوى را براى شما فرستادیم [و گفتیم]: «از نعمت‌هاى پاکیزه‌اى که به شما روزى دادیم بخورید». [ولى آنها با بهانه‌جویى‌هاى خود، کفران نعمت کردند. بدانید که] آنها به ما ستم نکردند، بلکه به خودشان ستم نمودند.///و ابر را سایبان شما ساختیم و مرغ بریان و ترانگبین را بر شما فرستادیم (و گفتیم) از این روزیهای پاک که به شما دادیم تناول کنید، ولی (شکر این نعمت را به جا نیاوردند) نه به ما بلکه به خود ستم کردند.///و ابر را سایبان شما گرداندیم و برایتان من و سلوی فرو فرستادیم [و گفتیم‌] از روزی پاکیزه‌ای که به شما بخشیده‌ایم بخورید، و بر ما ستم نکردند، بلکه بر خویشتن ستم می‌کردند///و ابر را بر شما سایبان قرار دادیم؛ و «من» [= شیره مخصوص و لذیذ درختان] و «سلوی» [= مرغان مخصوص شبیه کبوتر] را بر شما فرستادیم؛ (و گفتیم:) «از نعمتهای پاکیزه‌ای که به شما روزی داده‌ایم بخورید!» (ولی شما کفران کردید!) آنها به ما ستم نکردند؛ بلکه به خود ستم می‌نمودند.///و سایبان گردانیدیم بر شما ابر را و فرود آوردیم بر شما «من» و «سلوی» را بخورید از پاکهای آنچه روزیتان دادیم و ستم نکردند ما را لیکن بودند نفوس خویش را ستم‌کنندگان‌///و بر (سر و سامان) تان ابر را سایه‌گستر کردیم، و بر شما «آرامش» و «ترنجبین» را فرو فرستادیم (و گفتیم:) «از خوراکی‌های پاکیزه‌ای که به شما روزی دادیم، بخورید.» و (آنان) بر ما ستم نکردند، بلکه بر خودهاشان ستم می‌کرده‌اند. quran_en_fa And remember We said: "Enter this town, and eat of the plenty therein as ye wish; but enter the gate with humility, in posture and in words, and We shall forgive you your faults and increase (the portion of) those who do good." و [یاد کنید] هنگامی را که گفتیم: به این شهر [بیت المقدس] وارد شوید، و از نعمت‌های آن هر چه خواستید، فراوان و گوارا بخورید و از دروازه [شهر یا در معبد] فروتنانه و سجده کنان درآیید و بگویید: [خدایا! خواسته ما] ریزش گناهان ماست، تا گناهانتان را بیامرزیم و به زودی [پاداش] نیکوکاران را بیفزایم.///و [یاد کنید] هنگامی را که گفتیم: به این شهر [بیت المقدس] وارد شوید، و از نعمت‌های آن هر چه خواستید، فراوان و گوارا بخورید و از دروازه [شهر یا در معبد] فروتنانه و سجده کنان درآیید و بگویید: [خدایا! خواسته ما] ریزش گناهان ماست، تا گناهانتان را بیامرزیم و به زودی [پاداش] نیکوکاران را بیفزایم.///و به یاد آرید آن زمان را که به شما گفتیم: به این قریه درآیید و از نعمتهاى آن هر چه و هر جا که خواسته باشید به فراوانى بخورید. ولى سجده‌کنان از دروازه داخل شوید و بگویید: بار گناه از ما فرو نه. تا خطاهاى شما را بیامرزیم و به پاداش نیکوکاران بیفزاییم.///و آن زمان که گفتیم: به این شهر [بیت المقدس‌] درآیید و از [نعمت‌هاى‌] آن هر جا خواستید فراوان بخورید و از این دروازه خاضعانه وارد شوید و بگویید: خدایا! گناهان ما را فرو ریز. تا خطاهاى شما را ببخشاییم، و [البته پاداش‌] نیکوکاران را خواهیم افزود///و [نیز به یادآرید] هنگامى را که گفتیم: «بدین شهر درآیید، و از [نعمتهاى‌] آن، هر گونه خواستید، فراوان بخورید، و سجده‌کنان از در [بزرگ‌] درآیید؛ و بگویید: [خداوندا،] گناهان ما را بریز. تا خطاهاى شما را ببخشاییم، و [پاداش‌] نیکوکاران را خواهیم افزود.»///و [به خاطر بیاورید] زمانى که گفتیم: «وارد این قریه (بیت‌المقدس) شوید و از [نعمت‌هاى فراوان] آن، هر چه مى‌خواهید با گوارایى بخورید و از در [معبد بیت‌المقدس] سجده‌کنان و خاشعانه وارد شوید و بگویید»: «خداوندا! گناهان ما را بریز!» «تا ما خطاهاى شما را ببخشیم و به نیکوکاران، پاداشى افزون خواهیم داد.»///و (به یاد آرید) وقتی که گفتیم: وارد این قریه (بیت المقدس) شوید و از نعمتهای آن فراوان تناول کنید و از آن در، سجده کنان داخل شوید و بگویید: (خدایا) گناهان ما فرو ریز، تا از خطای شما درگذریم؛ و بر ثواب نیکوکاران خواهیم افزود.///و یاد کنید که گفتیم به این شهر درآیید و هر گونه که خواستید به خوشی و فراوانی از [نعمتهای‌] آن بخورید و از آن دروازه فروتنانه وارد شوید [و برای عذرخواهی‌] حطه بگویید، تا گناهان شما را ببخشیم، و پاداش نیکوکاران را خواهیم افزود///و (به خاطر بیاورید) زمانی را که گفتیم: «در این شهر [= بیت المقدس‌] وارد شوید! و از نعمتهای فراوان آن، هر چه می‌خواهید بخورید! و از در (معبد بیت المقدس) با خضوع و خشوع وارد گردید! و بگویید: «خداوندا! گناهان ما را بریز!» تا خطاهای شما را ببخشیم؛ و به نیکوکاران پاداش بیشتری خواهیم داد.»///و هنگامی که گفتیم درآئید این قریه را و بخورید از آن هر جا خواهید گوارا و درآئید در را سجده‌کنان و بگوئید کاهشی تا بیامرزیم از برای شما لغزشهای شما را و بزودی بیش دهیم به نیکوکاران‌///و چون گفتیم: «بدین شهر در آیید، پس از (نعمت‌های) آن - هر گونه و هر کجا خواستید - پاکیزه و فراوان بخورید و سجده‌کنان از درش داخل شوید و بگویید «(ما خواهان) ریزش [: بخشایش] گناهانمان‌ (ایم)»، تا خطاهایتان را ببخشاییم. و (پاداش) نیکوکاران را به زودی می‌افزاییم.» quran_en_fa But the transgressors changed the word from that which had been given them; so We sent on the transgressors a plague from heaven, for that they infringed (Our command) repeatedly. ولی ستمکاران، سخنی را که [بیرون دروازه شهر] به آنان گفته شده بود [پس از ورود به شهر] به سخنی دیگر تبدیل کردند [به جای درخواست ریزش گناهان، درخواست امور مادی کردند]. ما هم بر ستمکاران به سبب آنکه همواره نافرمانی می‌کردند، عذابی از آسمان فرود آوردیم.///ولی ستمکاران، سخنی را که [بیرون دروازه شهر] به آنان گفته شده بود [پس از ورود به شهر] به سخنی دیگر تبدیل کردند [به جای درخواست ریزش گناهان، درخواست امور مادی کردند]. ما هم بر ستمکاران به سبب آنکه همواره نافرمانی می‌کردند، عذابی از آسمان فرود آوردیم.///اما ستمکاران آن سخن را دیگر کردند و بر آنان به جزاى عصیانى که کرده بودند عذابى آسمانى فرود آوردیم.///پس ستمکاران سخن را به غیر از صورتى که دستور داشتند تغییر دادند. پس بر آنان که ستم کردند، به سزاى نافرمانى‌شان بلایى از آسمان نازل کردیم///اما کسانى که ستم کرده بودند، [آن سخن را] به سخن دیگرى -غیر از آنچه به ایشان گفته شده بود- تبدیل کردند. و ما [نیز] بر آنان که ستم کردند، به سزاى اینکه نافرمانى پیشه کرده بودند، عذابى از آسمان فرو فرستادیم.///اما ستمگران [آن را] به سخن دیگرى غیر از آنچه به ایشان گفته شده بود، تبدیل کردند [به جاى حطه، گفتند: «حنطه»] پس بر آن ستمکاران به سزاى گناهى که مرتکب مى‌شدند، عذابى از آسمان فروفرستادیم.///پس از آن، ستمکاران حکم خدا را به غیر آن که به آنها گفته بودند تبدیل نمودند، و ما بر آن ستمکاران به کیفر بدکاری و نافرمانی آنها عذابی سخت از آسمان نازل کردیم.///آنگاه ستمکاران سخن را به چیزی جز آنچه به آنان گفته شده بود، تبدیل کردند، پس بر سر ستمکاران به کیفر نافرمانیشان عذابی از آسمان فرو فرستادیم‌///اما افراد ستمگر، این سخن را که به آنها گفته شده بود، تغییر دادند؛ (و به جای آن، جمله استهزاآمیزی گفتند؛) لذا بر ستمگران، در برابر این نافرمانی، عذابی از آسمان فرستادیم.///پس تبدیل کردند ستمگران سخن را به غیر از آنچه به ایشان گفته شد پس فرستادیم بر ستم‌پیشه‌گان شکنجه‌ای را از آسمان بدانچه بودند نافرمانی‌کنندگان‌///پس کسانی که ستم کردند، (و آن) سخن را به (سخنی دیگر) غیر از آنچه به ایشان گفته شده بود تبدیل کردند؛ پس ما (نیز) بر آنان که ستم کردند، - به پیامد آنچه سرپیچی می‌کرده‌اند - عذابی پراضطراب از آسمان فرو فرستادیم quran_en_fa And remember Moses prayed for water for his people; We said: "Strike the rock with thy staff." Then gushed forth therefrom twelve springs. Each group knew its own place for water. So eat and drink of the sustenance provided by Allah, and do no evil nor mischief on the (face of the) earth. و [یاد کنید] آن گاه که موسی برای قومش درخواست آب کرد، پس گفتیم: عصایت را به این سنگ بزن. پس دوازده چشمه از آن جوشید به طوری که هر گروهی [از دوازده گروه بنی اسرائیل] چشمه ویژه خود را شناخت. [و گفتیم:] از روزی خدا بخورید و بیاشامید و تبهکارانه در زمین فتنه و آشوب بر پا نکنید.///و [یاد کنید] آن گاه که موسی برای قومش درخواست آب کرد، پس گفتیم: عصایت را به این سنگ بزن. پس دوازده چشمه از آن جوشید به طوری که هر گروهی [از دوازده گروه بنی اسرائیل] چشمه ویژه خود را شناخت. [و گفتیم:] از روزی خدا بخورید و بیاشامید و تبهکارانه در زمین فتنه و آشوب بر پا نکنید.///و به یاد آرید آنگاه را که موسى براى قوم خود آب خواست. گفتیم: عصایت را بر آن سنگ بزن. پس دوازده چشمه از آن بگشاد. هر گروهى آبشخور خود را بدانست. از روزى خدا بخورید و بیاشامید و در روى زمین به فساد سرکشى مکنید.///و هنگامى که موسى براى قومش آب خواست به او گفتیم: با عصایت به این سنگ بزن. آن‌گاه دوازده چشمه از آن جوشید [به گونه‌اى که‌] هر قبیله‌اى آبگیر خود را مى‌شناخت. [گفتیم:] از رزق خدا بخورید و بنوشید و در زمین سر به فساد بر مدارید///و هنگامى که موسى براى قوم خود در پى آب برآمد، گفتیم: «با عصایت بر آن تخته‌سنگ بزن.» پس دوازده چشمه از آن جوشیدن گرفت، [به گونه‌اى که‌] هر قبیله‌اى آبشخور خود را مى‌دانست. [و گفتیم:] «از روزى خدا بخورید و بیاشامید، و [لى] در زمین سر به فساد برمدارید.»///و زمانى که موسى براى قوم خویش آب طلبید، به او گفتیم: «عصایت را به سنگ بزن!» ناگاه دوازده چشمه‌ی آب از آن شکافت و جوشید، [به طورى که] هر گروهی [از طوایف دوازده‌گانه بنى‌اسرائیل] آبشخور خود را شناخت. [گفتیم:] «از روزى الهى بخورید و بیاشامید و در زمین، تبهکارانه فساد نکنید!»///و (به یاد آرید) وقتی که موسی برای قوم خود طلب آب کرد، به او گفتیم: عصای خود را بر سنگ زن، پس دوازده چشمه آب از آن سنگ جوشید و هر سبطی آبشخور خود را دانست (و گفتیم) از آنچه خدا روزی شما ساخته بخورید و بیاشامید و در زمین به فتنه‌انگیزی و فساد نپردازید.///و چون موسی برای قومش در طلب آب برآمد، به او گفتیم با عصایت به آن سنگ بزن، آنگاه از آن دوازده چشمه شکافت و هر گروهی [از اسباط] آبشخور خود را شناختند، [گفتیم‌] از روزی خداوند بخورید و بیاشامید، و در این سرزمین فتنه و فساد برپا نکنید///و (به یاد آورید) زمانی را که موسی برای قوم خویش، آب طلبید، به او دستور دادیم: «عصای خود را بر آن سنگ مخصوص بزن!» ناگاه دوازده چشمه آب از آن جوشید؛ آن‌گونه که هر یک (از طوایف دوازده‌گانه بنی اسرائیل)، چشمه مخصوص خود را می‌شناختند! (و گفتیم:) «از روزیهای الهی بخورید و بیاشامید! و در زمین فساد نکنید!»///و هنگامی که آب خواست موسی برای قوم خود پس گفتیم بزن عصایت را به سنگ پس منفجر شد از آن دوازده چشمه که بشناخت هر گروهی آبشخور خود را بخورید و بنوشید از روزی خدا و نکوشید در زمین فسادکنندگان‌///و چون موسی برای قومش در پی آبی برآمد، پس (بدو) گفتیم: «با عصایت (برآن) تخته سنگ بزن.» پس دوازده چشمه از آن جوشیدن گرفت‌؛ (به گونه‌ای که) هر قبیله‌ای آبشخورشان را همی‌دانستند (و گفتیم): «از روزی خدا بخورید و بیاشامید و در زمین به افسادگری نکوشید.» quran_en_fa And remember ye said: "O Moses! we cannot endure one kind of food (always); so beseech thy Lord for us to produce for us of what the earth groweth, -its pot-herbs, and cucumbers, Its garlic, lentils, and onions." He said: "Will ye exchange the better for the worse? Go ye down to any town, and ye shall find what ye want!" They were covered with humiliation and misery; they drew on themselves the wrath of Allah. This because they went on rejecting the Signs of Allah and slaying His Messengers without just cause. This because they rebelled and went on transgressing. و [یاد کنید] هنگامی که گفتید: ای موسی! ما هرگز بر یک نوع غذا صبر نمی‌کنیم، پس از پروردگارت بخواه تا از آنچه زمین می‌رویاند از سبزی و خیار و سیر و عدس و پیازش را برای ما آماده کند. [موسی] گفت: آیا شما به جای غذای بهتر، غذای پست‌تر را می‌خواهید؟! [اکنون که چنین درخواست ناروایی دارید] به شهری فرود آیید که آنچه خواستید، برای شما آماده است. و [داغ] خواری و بیچارگی و نیاز بر آنان زده شد و سزاوار خشم خدا شدند؛ این [خواری و خشم] به سبب آن بود که آنان همواره به آیات خدا کفر می‌ورزیدند و پیامبران را به ناحق می‌کشتند؛ این [کفرورزی و کشتن پیامبران] به علت آن بود که [از فرمان من] سرپیچی نمودند و پیوسته [از حدود حق] تجاوز می‌کردند.///و [یاد کنید] هنگامی که گفتید: ای موسی! ما هرگز بر یک نوع غذا صبر نمی‌کنیم، پس از پروردگارت بخواه تا از آنچه زمین می‌رویاند از سبزی و خیار و سیر و عدس و پیازش را برای ما آماده کند. [موسی] گفت: آیا شما به جای غذای بهتر، غذای پست‌تر را می‌خواهید؟! [اکنون که چنین درخواست ناروایی دارید] به شهری فرود آیید که آنچه خواستید، برای شما آماده است. و [داغ] خواری و بیچارگی و نیاز بر آنان زده شد و سزاوار خشم خدا شدند؛ این [خواری و خشم] به سبب آن بود که آنان همواره به آیات خدا کفر می‌ورزیدند و پیامبران را به ناحق می‌کشتند؛ این [کفرورزی و کشتن پیامبران] به علت آن بود که [از فرمان من] سرپیچی نمودند و پیوسته [از حدود حق] تجاوز می‌کردند.///و آنگاه را که گفتید: اى موسى، ما بر یک نوع طعام نتوانیم ساخت، از پروردگارت بخواه تا براى ما از آنچه از زمین مى‌روید چون سبزى و خیار و سیر و عدس و پیاز برویاند. موسى گفت: آیا مى‌خواهید آنچه را که برتر است به آنچه فروتر است بدل کنید؟ به شهرى باز گردید که در آنجا هر چه خواهید به شما بدهند. مقرر شد بر آنها خوارى و بیچارگى و با خشم خدا قرین شدند. و این بدان سبب بود که به آیات خدا کافر شدند و پیامبران را به ناحق کشتند و نافرمانى کردند و تجاوز ورزیدند.///و آن‌گاه که گفتید: اى موسى! ما دیگر بر یک خوراک صبر نکنیم، پروردگار خویش را بخوان تا از آنچه زمین مى‌رویاند، از سبزیجات و خیار و سیر و عدس و پیاز براى ما برآورد. گفت: آیا پست‌تر را جانشین بهتر مى‌کنید؟ [اگر چنین مى‌خواهید] به شهرى درآیید تا این چیزه///و چون گفتید: «اى موسى! هرگز بر یک [نوع‌] خوراک تاب نیاوریم، از خداى خود براى ما بخواه تا از آنچه زمین مى‌رویاند، از [قبیل‌] سبزى و خیار و سیر و عدس و پیاز، براى ما برویاند» [موسى‌] گفت: «آیا به جاى چیز بهتر، خواهان چیز پست‌ترید؟ پس به شهر فرود آیید، که آنچه را خواسته‌اید براى شما [در آنجا مهیا] ست.» و [داغ‌] خوارى و نادارى بر [پیشانى‌] آنان زده شد، و به خشم خدا گرفتار آمدند؛ چرا که آنان به نشانه‌هاى خدا کفر ورزیده بودند، و پیامبران را بناحق مى‌کشتند؛ این، از آن روى بود که سرکشى نموده، و از حد درگذرانیده بودند.///و زمانى که گفتید: «اى موسى! ما هرگز یک نوع غذا را تحمل نمى‌کنیم. پس پروردگارت را بخوان تا از آنچه زمین مى‌رویاند، از سبزیجات و خیار و سیر و عدس و پیازش، براى ما بیرون آورد.» موسى گفت: «آیا [غذاى] پست‌تر را به جاى [غذاى] بهتر مى‌خواهید؟ [اکنون که چنین است، بکوشید از این بیابان خارج و] وارد شهر شوید، که هر چه خواستید براى شما فراهم است.» پس [مهر] ذلت و درماندگى بر آنها زده شد و [بار دیگر] گرفتار غضب پروردگار شدند. این بدان جهت بود که آنها به آیات الهى کفر مى‌ورزیدند و پیامبران را به ناحق مى‌کشتند، و این به سبب آن بود که آنان گنهکار و سرکش و متجاوز بودند.///و (به یاد آرید) وقتی که به موسی اعتراض کردید که ما بر یک نوع طعام صبر نخواهیم کرد، از خدای خود بخواه تا برای ما از زمین نباتاتی برآورد مانند سبزی و خیار و سیر و عدس و پیاز. موسی گفت: آیا می‌خواهید غذای بهتری را که دارید به پست‌تر از آن تبدیل کنید؟ (حال که تقاضای شما این است) به شهر مصر فرود آیید که در آنجا آنچه درخواست کردید مهیاست. و بر آن‌ها ذلت و خواری مقدر گردید، و چون دست از ستمکاری و عصیان برنداشته و به آیات خدا کافر می‌گشتند و انبیا را به ناحق کشتند دیگر بار به خشم و قهر خدا گرفتار شدند.///و چنین بود که گفتید ای موسی هرگز تاب تحمل یک خوراک تنها را نداریم، پس از پروردگارت بخواه که برای ما از آنچه زمین می‌رویاند از [جمله‌] سبزی، و خیار، و سیر و عدس و پیاز برآورد [موسی‌] گفت آیا چیزی را که پست‌تر است جانشین چیزی می‌کنید که بهتر است؟ به شهری درآیید که [در آنجا] آنچه خواستید فراهم است، و دچار خواری و ناداری شدند و سزاوار خشم خداوندی گردیدند، چرا که آیات الهی را انکار می‌کردند و پیامبران را به ناحق می‌کشتند، این از آن روی بود که سرکشی می‌کردند و از حد در می‌گذشتند///و (نیز به خاطر بیاورید) زمانی را که گفتید: «ای موسی! هرگز حاضر نیستیم به یک نوع غذا اکتفا کنیم! از خدای خود بخواه که از آنچه زمین می‌رویاند، از سبزیجات و خیار و سیر و عدس و پیازش، برای ما فراهم سازد.» موسی گفت: «آیا غذای پست‌تر را به جای غذای بهتر انتخاب می‌کنید؟! (اکنون که چنین است، بکوشید از این بیابان) در شهری فرود آئید؛ زیرا هر چه خواستید، در آنجا برای شما هست.» و (مهر) ذلت و نیاز، بر پیشانی آنها زده شد؛ و باز گرفتار خشم خدائی شدند؛ چرا که آنان نسبت به آیات الهی، کفر می‌ورزیدند؛ و پیامبران را به ناحق می‌کشتند. اینها به خاطر آن بود که گناهکار و متجاوز بودند.///و هنگامی که گفتید ای موسی هرگز شکیبا نشویم بر یک خوراک پس بخوان برای ما پروردگار خود را تا بیرون آرد برای ما از رستنیهای زمین از سبزیش و خیارش و سیرش و عدسش و پیازش گفت آیا تبدیل کنید آن را که پست‌تر است به بهتر به شهر درآئید (فرود آئید) که شما را است آنچه را خواستید و زده شد بر ایشان خواری و بینوائی و بازگشتند به خشمی از خدا این بدان شد که بودند کفر می‌ورزیدند به آیتهای خدا و می‌کشتند پیمبران را به ناحق‌ این بدان شد که نافرمانی کردند و بودند تجاوزکنندگان‌///و چون گفتید: «ای موسی! ما هرگز بر یک (نوع) خوراکی شکیب (و تاب) نیاوریم، پس پروردگارت را برایمان بخوان تا از آنچه زمین می‌رویاند -از (قبیل) سبزی و خیار و سیر و عدس و پیاز- برایمان برون آورد!» (موسی) گفت: «آیا به جای چیزی بهتر [: من و سلوی]، چیزی فروتر (از آن) می‌طلبید؟ پس به شهری فرود آیید که آنچه خواسته‌اید برای شما همانا در آنجاست.» و (داغ) خواری و ناداری بر آنان زده شد، و به (سوی) خشمی از خدا برگشتند. این بدین سبب بود که آنان همانا به نشانه‌های خدا کفر می‌ورزیده‌اند، و پیامبران را به ناحق می‌کشته‌اند؛ این بدان روی بود که سرکشی نموده و تجاوز می‌کرده‌اند. quran_en_fa Those who believe (in the Qur'an), and those who follow the Jewish (scriptures), and the Christians and the Sabians,- any who believe in Allah and the Last Day, and work righteousness, shall have their reward with their Lord; on them shall be no fear, nor shall they grieve. مسلما کسانی که [به ظاهر] ایمان آوردند، و یهودی‌ها و نصرانی‌ها و صابئی‌ها هر کدامشان [از روی حقیقت] به خدا و روز قیامت ایمان آورند و کار شایسته انجام دهند، برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی شایسته و مناسب است، و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین شوند.///مسلما کسانی که [به ظاهر] ایمان آوردند، و یهودی‌ها و نصرانی‌ها و صابئی‌ها هر کدامشان [از روی حقیقت] به خدا و روز قیامت ایمان آورند و کار شایسته انجام دهند، برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی شایسته و مناسب است، و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین شوند.///کسانى که ایمان آوردند و کسانى که آیین یهودان و ترسایان و صابئان را برگزیدند، اگر به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند و کارى شایسته کنند، خدا به آنها پاداش نیک مى‌دهد و نه بیمناک مى شوند و نه محزون.///محققا کسانى که [صورى‌] ایمان آوردند و آنها که یهودى شدند و مسیحیان و صابئیان، هر کدام [از روى حقیقت‌] به خدا و روز قیامت ایمان آورد و عمل صالح کند، پاداش آنها نزد پروردگارشان [محفوظ] است و نه خوفى بر آنهاست و نه غمگین شوند///در حقیقت، کسانى که [به اسلام‌] ایمان آورده، و کسانى که یهودى شده‌اند، و ترسایان و صابئان، هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و کار شایسته کرد، پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت، و نه بیمى بر آنان است، و نه اندوهناک خواهند شد.///کسانى که [به اسلام] ایمان آوردند و کسانى که به آیین یهود گرویدند و نصارا و صابئان، هر کدام که به خدا و روز قیامت ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، پس پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است. و نه ترسى بر آنهاست و نه اندوهگین مى‌شوند.///هر یک از مسلمانان و یهود و نصاری و صابئان (پیروان حضرت یحیی) که از روی حقیقت به خدا و روز قیامت ایمان آورد و نیکوکاری پیشه کند، البته آنها از خدا پاداش نیک یابند و هیچ گاه بیمناک و اندوهگین نخواهند بود.///از مؤمنان و یهودیان و مسیحیان و صابئین، هر کس که به خداوند و روز بازپسین ایمان آورده و نیکوکاری کرده باشد، پاداششان نزد خداوند [محفوظ] است و نه بیمی بر آنهاست و نه اندوهگین می‌شوند///کسانی که (به پیامبر اسلام) ایمان آورده‌اند، و کسانی که به آئین یهود گرویدند و نصاری و صابئان [= پیروان یحیی‌] هر گاه به خدا و روز رستاخیز ایمان آورند، و عمل صالح انجام دهند، پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است؛ و هیچ‌گونه ترس و اندوهی برای آنها نیست. (هر کدام از پیروان ادیان الهی، که در عصر و زمان خود، بر طبق وظایف و فرمان دین عمل کرده‌اند، مأجور و رستگارند.)///همانا آنان که ایمان آوردند و آنان که جهود شدند و ترسایان و صائبان هر کس ایمان آرد به خدا و روز بازپسین و کردار نیک کند آنان را است پاداششان نزد پروردگارشان نه ترسی است بر ایشان و نه اندوهگین شوند///بی‌گمان، کسانی که ایمان آوردند و کسانی که یهودی شدند، و نصرانیان و صابئان [: التقاطیان] - هر کس (از آنان و سایر موحدان) به خدا و روز بازپسین ایمان آورد و کار شایسته (ی ایمان) کند، - پس برایشان اجرشان نزد پروردگارشان است و نه بیمی بر آنهاست و نه آنان اندوهناک خواهند شد. quran_en_fa And remember We took your covenant and We raised above you (The towering height) of Mount (Sinai): (Saying): "Hold firmly to what We have given you and bring (ever) to remembrance what is therein: Perchance ye may fear Allah." و [یاد کنید] هنگامی که از شما [بر پیروی از حق] پیمان گرفتیم، و کوه طور را بالای سرتان برافراشتیم، [و گفتیم:] آنچه را [از آیات کتاب آسمانی] به شما داده‌ایم، با قدرت و قوت دریافت کنید، و آنچه را در آن است [برای اجرا کردن] به یاد داشته باشید تا پرهیزکار شوید.///و [یاد کنید] هنگامی که از شما [بر پیروی از حق] پیمان گرفتیم، و کوه طور را بالای سرتان برافراشتیم، [و گفتیم:] آنچه را [از آیات کتاب آسمانی] به شما داده‌ایم، با قدرت و قوت دریافت کنید، و آنچه را در آن است [برای اجرا کردن] به یاد داشته باشید تا پرهیزکار شوید.///و به یاد آرید آن زمان را که با شما پیمان بستیم و کوه طور را بر فراز سرتان بداشتیم. آنچه را که به شما داده‌ایم با اطمینان بگیرید و آنچه را که در آن است به خاطر بسپارید. باشد که پرهیزگار شوید.///و [یاد کنید] وقتى که از شما پیمان گرفتیم و کوه طور را [به نشانه قدرت‌] بالاى سرتان بلند کردیم و [گفتیم:] کتابى را که به شما داده‌ایم، محکم بگیرید و محتواى آن را به خاطر بسپارید، باشد که پرهیزکار شوید///و چون از شما پیمان محکم گرفتیم، و [کوه‌] طور را بر فراز شما افراشتیم، [و فرمودیم:] «آنچه را به شما داده‌ایم به جد و جهد بگیرید، و آنچه را در آن است به خاطر داشته باشید، باشد که به تقوا گرایید.»///و [به یاد آورید] زمانى که از شما پیمان گرفتیم و کوه طور را بر فراز شما بالا بردیم [و گفتیم]: «آنچه را [از آیات و دستورات خداوند] به شما داده‌ایم، با قدرت بگیرید و آنچه را در آن هست، به خاطر داشته باشید [و به آن عمل کنید] تا پرهیزکار شوید.»///و (ای بنی اسرائیل یاد آرید) وقتی که از شما پیمان گرفتیم و کوه طور را بالای سر شما برافراشتیم، (و دستور دادیم که) احکام تورات را با عقیده محکم پیروی کنید و پیوسته آن را در نظر گیرید، باشد که پرهیزگار شوید.///و یاد کنید که از شما پیمان گرفتیم و [کوه‌] طور را بر فراز شما برافراشتیم [و گفتیم‌] آنچه به شما داده‌ایم به جد و جهد بگیرید و آنچه در آن هست به خاطر بسپارید باشد که پروا کنید///و (به یاد آورید) زمانی را که از شما پیمان گرفتیم؛ و کوه طور را بالای سر شما قرار دادیم؛ (و به شما گفتیم:) «آنچه را (از آیات و دستورهای خداوند) به شما داده‌ایم، با قدرت بگیرید؛ و آنچه را در آن است به یاد داشته باشید (و به آن عمل کنید)؛ شاید پرهیزکار شوید!»///و هنگامی که گرفتیم پیمان شما را و برافراشتیم بر فراز شما طور را بگیرید آنچه را به شما دادیم به نیرومندی و یاد آرید آنچه را در آن است شاید پرهیزکاری کنید///و چون پیمانتان را (از شما) گرفتیم، و (کوه) طور را بر فرازتان افراشتیم (فرمودیم:) «آنچه را به شما داده‌ایم به نیرویی (شایسته همچون کوه بر فرازتان) برگیرید و آنچه را در آن است به یاد آرید، شاید شما (از گناهان) پرهیز کنید.» quran_en_fa But ye turned back thereafter: Had it not been for the Grace and Mercy of Allah to you, ye had surely been among the lost. آن گاه بعد از [پیمان گرفتن، از وفاکردن به آن] سرپیچی کردید، و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، قطعا از زیانکاران بودید.///آن گاه بعد از [پیمان گرفتن، از وفاکردن به آن] سرپیچی کردید، و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، قطعا از زیانکاران بودید.///ولى زان پس از فرمان سرباز زدید و اگر فضل و رحمت خدا نبود از زیانکاران مى‌بودید.///سپس شما بعد از آن [عهد و میثاق‌] رو برتافتید، و اگر فضل و رحمت خدا در حق شما نبود، قطعا از زیانکاران مى‌شدید///سپس شما بعد از آن [پیمان‌] رویگردان شدید، و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود، مسلما از زیانکاران بودید.///سپس شما بعد از این ماجرا [باز هم] روی‌گردان شدید و اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود، قطعا از زیانکاران بودید.///بعد از آن همه عهد و پیمان (از خدا) روی گردانیدید؛ و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما نمی‌شد البته در شمار زیانکاران بودید.///آنگاه، پس از آن روی گرداندید، و اگر بخشش و رحمت الهی در حق شما نبود، از زیانکاران می‌شدید///سپس شما پس از این، روگردان شدید؛ و اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود، از زیانکاران بودید.///سپس پشت کردید پس از آن که اگر نبود فضل خدا بر شما و رحمتش هرآینه می‌شدید از زیانکاران‌///سپس (شما) بعد از آن (پیمان) رویگرداندید، پس اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود، همانا از زیانکاران می‌بودید. quran_en_fa And well ye knew those amongst you who transgressed in the matter of the Sabbath: We said to them: "Be ye apes, despised and rejected." بی تردید شما [سرگذشت کسانی از هم مسلکان خود را] که در روز شنبه [از فرمان خدا که صید ماهی را حرام کرده بود] عصیان ورزیدند دانستید که [به کیفر عصیانشان] به آنان نهیب زدیم که به صورت بوزینگانی خوار و رانده شده درآیید.///بی تردید شما [سرگذشت کسانی از هم مسلکان خود را] که در روز شنبه [از فرمان خدا که صید ماهی را حرام کرده بود] عصیان ورزیدند دانستید که [به کیفر عصیانشان] به آنان نهیب زدیم که به صورت بوزینگانی خوار و رانده شده درآیید.///و شناخته‌اید آن گروه را که در آن روز شنبه از حد خود تجاوز کردند، پس به آنها خطاب کردیم: بوزینگانى خوار و خاموش گردید.///شما به خوبى کسانى از خودتان را که در روز شنبه [از حکم خدا] تجاوز کردند شناختید که به آنها گفتیم: بوزینگانى خوار و مطرود باشید///و کسانى از شما را که در روز شنبه [از فرمان خدا] تجاوز کردند نیک شناختید، پس ایشان را گفتیم: «بوزینگانى طردشده باشید.»///قطعا از [سرنوشت] کسانى از شما که در روز شنبه، نافرمانى کردند [و به جاى تعطیل کردن این روز، دنبال کار رفتند،] آگاهید، ما به آنان گفتیم: «به شکل بوزینه‌هایی طرد شده درآیید!»///و محققا دانسته‌اید جماعتی از شما را که عصیان ورزیده حرمت شنبه را نگاه نداشتند، گفتیم: بوزینه شوید و راندگانی (دور از قرب حق).///کسانی از خودتان را که در سبت شنبه بی‌روشی کردند خوب می‌شناسید، که به ایشان گفتیم بوزینگان مطرود باشید///به طور قطع از حال کسانی از شما، که در روز شنبه نافرمانی و گناه کردند، آگاه شده‌اید! ما به آنها گفتیم: «به صورت بوزینه‌هایی طردشده درآیید!»///و همانا دانستید آنان را که تجاوز کردند از شما در روز شنبه که گفتیم ایشان را باشید بوزینه‌هایی سرافکندگان‌///و به‌راستی کسانی از شما را - که در روز شنبه (از فرمان خدا) تجاوز کردند - به خوبی شناختید. پس بدیشان گفتیم: «بوزینگانی رانده‌شده باشید.» quran_en_fa So We made it an example to their own time and to their posterity, and a lesson to those who fear Allah. در نتیجه، آن [مجازات] را عبرتی برای کسانی که شاهد حادثه بودند، وکسانی که بعد از آنان می‌آیند، و پندی برای پرواپیشگان قرار دادیم.///در نتیجه، آن [مجازات] را عبرتی برای کسانی که شاهد حادثه بودند، وکسانی که بعد از آنان می‌آیند، و پندی برای پرواپیشگان قرار دادیم.///و آنها را عبرت معاصران و آیندگان و اندرزى براى پرهیزگاران گردانیدیم.///و این [عقوبت‌] را مایه عبرت حاضران و آیندگان و اندرزى براى پارسایان قرار دادیم///و ما آن [عقوبت‌] را براى حاضران، و [نسلهاى‌] پس از آن، عبرتى، و براى پرهیزگاران پندى قرار دادیم.///ما این مجازات را درس عبرتى براى مردم آن زمان و نسل‌هاى بعد از آنان، و پندى براى پرهیزکاران قرار دادیم.///و این عقوبت مسخ را کیفر آنها و عبرت اخلاف آنها و پند پرهیزکاران گردانیدیم.///و این [پدیده‌] را مایه عبرت مردم حال و آینده و پندآموز پرهیزگاران ساختیم‌///ما این کیفر را درس عبرتی برای مردم آن زمان و نسلهای بعد از آنان، و پند و اندرزی برای پرهیزکاران قرار دادیم.///پس قرارش دادیم عبرتی برای پیش روی آن و پشت سر آن و اندرزی برای پرهیزکاران‌///پس ما آن‌ها [: بوزینگان] را برای حاضران و (نسل‌های) پس از آنان، بازدارنده (از نافرمانی) و برای پرهیزگاران، پندی قرار دادیم. quran_en_fa And remember Moses said to his people: "Allah commands that ye sacrifice a heifer." They said: "Makest thou a laughing-stock of us?" He said: "Allah save me from being an ignorant (fool)!" و [یاد کنید] زمانی که موسی به قومش گفت: خدا به شما فرمان می‌دهد گاوی را ذبح کنید، گفتند: آیا ما را مسخره می‌کنی؟! گفت: به خدا پناه می‌برم از اینکه از نادانان باشم.///و [یاد کنید] زمانی که موسی به قومش گفت: خدا به شما فرمان می‌دهد گاوی را ذبح کنید، گفتند: آیا ما را مسخره می‌کنی؟! گفت: به خدا پناه می‌برم از اینکه از نادانان باشم.///و به یاد آرید آن هنگام را که موسى به قوم خود گفت: خدا فرمان مى دهد که گاوى را بکشید. گفتند: آیا ما را به ریشخند مى‌گیرى؟ گفت: به خدا پناه مى‌برم اگر از نادانان باشم.///و آن وقت که موسى به قوم خود گفت: خدا به شما فرمان مى‌دهد که گاوى را سر ببرید. گفتند: آیا ما را به ریشخند مى‌گیرى؟ گفت: پناه مى‌برم به خدا که از جاهلان باشم///و هنگامى که موسى به قوم خود گفت: «خدا به شما فرمان مى‌دهد که: ماده گاوى را سر ببرید»، گفتند: «آیا ما را به ریشخند مى‌گیرى؟» گفت: «پناه مى‌برم به خدا که [مبادا] از جاهلان باشم.»///و هنگامى که موسى به قوم خود گفت: «خداوند به شما فرمان مى‌دهد [براى یافتن قاتل] ماده گاوى را ذبح کنید.» گفتند: «آیا ما را به تمسخر مى‌گیرى؟» [موسى] گفت: «به خدا پناه مى‌برم از این که از جاهلان باشم.»///و (به یاد آرید) وقتی که موسی به قوم خود فرمود که به امر خدا گاوی را ذبح کنید، گفتند: ما را به تمسخر گرفته‌ای؟ موسی گفت: پناه می‌برم به خدا از آنکه (سخن به تمسخر گویم و) از مردم نادان باشم.///و چون موسی به قومش گفت خداوند به شما دستور می‌دهد که ماده‌گاوی بکشید، گفتند آیا ما را ریشخند می‌کنی؟ گفت پناه بر خدا می‌برم که [مبادا] از نادانان باشم‌///و (به یاد آورید) هنگامی را که موسی به قوم خود گفت: «خداوند به شما دستور می‌دهد ماده‌گاوی را ذبح کنید (و قطعه‌ای از بدن آن را به مقتولی که قاتل او شناخته نشده بزنید، تا زنده شود و قاتل خویش را معرفی کند؛ و غوغا خاموش گردد.)» گفتند: «آیا ما را مسخره می‌کنی؟» (موسی) گفت: «به خدا پناه می‌برم از اینکه از جاهلان باشم!»///و هنگامی که گفت موسی به قوم خود که خدا فرمانتان دهد که بکشید گاوی گفتند ما را به مسخره گیری گفت پناه می‌برم به خدا که باشم از نادانان‌///و چون موسی به قومش گفت: «خدا به‌راستی شما را فرمان می‌دهد که ماده گاوی را سر ببرید»، گفتند: «آیا ما را همواره به مسخره می‌گیری‌؟» گفت: «پناه می‌برم به خدا که از جاهلان باشم.» quran_en_fa They said: "Beseech on our behalf Thy Lord to make plain to us what (heifer) it is!" He said; "He says: The heifer should be neither too old nor too young, but of middling age. Now do what ye are commanded!" گفتند: از پروردگارت بخواه برای ما بیان کند که آن گاو چگونه گاوی باشد؟ گفت: او می‌فرماید که آن گاوی است نه پیر از کارمانده، نه جوان نارسیده، [بلکه] گاوی میان این دو نوع گاو است. پس آنچه را به آن فرمان داده‌اند، انجام دهید.///گفتند: از پروردگارت بخواه برای ما بیان کند که آن گاو چگونه گاوی باشد؟ گفت: او می‌فرماید که آن گاوی است نه پیر از کارمانده، نه جوان نارسیده، [بلکه] گاوی میان این دو نوع گاو است. پس آنچه را به آن فرمان داده‌اند، انجام دهید.///گفتند: براى ما پروردگارت را بخوان تا بیان کند که آن چگونه گاوى است؟ گفت: مى‌گوید: گاوى است نه سخت پیر و از کارافتاده، نه جوان و کارناکرده، میانسال. اکنون بکنید آنچه شما را مى‌فرمایند.///گفتند: براى ما پروردگارت را بخوان تا معلوم کند که آن چگونه گاوى است؟ گفت: او مى‌فرماید آن گاوى است نه پیر و نه جوان، بلکه میانسالى است بین این دو، پس آنچه دستور یافته‌اید انجام دهید///گفتند: «پروردگارت را براى ما بخوان، تا بر ما روشن سازد که آن چگونه [گاوى‌] است؟» گفت: «وى مى‌فرماید: آن ماده گاوى است نه پیر و نه خردسال، [بلکه‌] میانسالى است بین این دو. پس آنچه را [بدان] مأمورید به جاى آرید.»///[بنى‌اسرائیل به موسى] گفتند: «براى ما پروردگارت را بخوان تا بر ما روشن کند که آن چگونه [گاوى] است؟» [موسى] گفت: «خداوند مى‌فرماید: ماده گاوى که نه پیر و از کار افتاده باشد و نه بکر و جوان، [بلکه] میان این دو [و میان‌سال] باشد. پس آنچه به شما دستور داده شده [هر چه زودتر] انجام دهید.»///گفتند: از خدایت بخواه که خصوصیت گاو را برای ما معین کند. موسی گفت: خدا می‌فرماید: گاوی نه پیر از کار افتاده و نه جوان کار نکرده، بلکه میانه این دو حال باشد، حال انجام دهید آنچه مأمورید.///گفتند از پروردگارت برای ما بخواه که چون و چند آن گاو را بر ما روشن کند، گفت می‌فرماید آن گاوی است نه پیر و نه جوان، میانسال بینابین، پس آنچه دستور یافته‌اید انجام دهید///گفتند: «(پس) از خدای خود بخواه که برای ما روشن کند این ماده‌گاو چگونه ماده‌گاوی باشد؟» گفت: خداوند می‌فرماید: «ماده‌گاوی است که نه پیر و از کار افتاده باشد، و نه بکر و جوان؛ بلکه میان این دو باشد. آنچه به شما دستور داده شده، (هر چه زودتر) انجام دهید.»///گفتند بخوان پروردگارت را بیان کند برای ما چیست آن گفت او گوید همانا آن گاوی است نه پیر و نه جوان میانه بین آن پس بکنید آنچه را مأمور می‌شوید///گفتند: «پروردگارت را برای ما بخوان، (تا) برایمان روشن سازد که آن (گاو) چگونه است‌؟» گفت: «به‌راستی او [: خدا] می‌فرماید «بی‌گمان آن ماده گاوی است نه پیر و نه خردسال‌؛ میانگینی است بین این دو؛ پس آنچه را (بدان) امر می‌شوید به جای آرید.»» quran_en_fa They said: "Beseech on our behalf Thy Lord to make plain to us Her colour." He said: "He says: A fawn-coloured heifer, pure and rich in tone, the admiration of beholders!" گفتند: از پروردگارت بخواه که برای ما توضیح دهد رنگش چگونه باشد؟ گفت: خدا می‌گوید: گاوی است زرد و رنگش روشن که بینندگان را شاد و مسرور می‌کند.///گفتند: از پروردگارت بخواه که برای ما توضیح دهد رنگش چگونه باشد؟ گفت: خدا می‌گوید: گاوی است زرد و رنگش روشن که بینندگان را شاد و مسرور می‌کند.///گفتند: براى ما پروردگارت را بخوان تا بگوید که رنگ آن چیست؟ گفت: مى‌گوید: گاوى است به زرد تند که رنگش بینندگان را شادمان مى سازد.///[بار دیگر] گفتند: از خدایت بخواه براى ما روشن سازد که رنگ آن چیست؟ گفت: او مى‌فرماید که آن گاوى است زرد یکدست که بینندگان را سرور مى‌بخشد///گفتند: «از پروردگارت بخواه، تا بر ما روشن کند که رنگش چگونه است؟» گفت: «وى مى‌فرماید: آن ماده گاوى است زرد یکدست و خالص، که رنگش بینندگان را شاد مى‌کند.»///[آنان به موسى] گفتند: «براى ما پروردگارت را بخوان تا بر ما روشن سازد که رنگش چگونه باشد؟» [موسى] گفت: «خداوند مى‌گوید: آن ماده گاوى باشد زرد یکدست، که رنگ آن، بینندگان را شاد و مسرور سازد!»///گفتند: از خدایت بخواه که رنگ آن گاو را معین کند. موسی گفت: خدا می‌فرماید گاو زرد زرینی باشد که بینندگان را فرح بخشد.///گفتند از پروردگارت بخواه برای ما روشن کند که رنگ آن چیست، گفت می‌فرماید آن گاوی است رنگش زرد روشن که بینندگان را شاد می‌کند///گفتند: «از پروردگار خود بخواه که برای ما روشن سازد رنگ آن چگونه باشد؟ «گفت: خداوند می‌گوید: «گاوی باشد زرد یکدست، که رنگ آن، بینندگان را شاد و مسرور سازد.»///گفتند بخوان پروردگار خود را بیان کند برای ما چیست رنگش گفت او گوید همانا آن گاوی است به سختی زردفام که رنگش سرور آورد برای بینندگان‌///گفتند: «پروردگارت را برایمان بخوان، (تا) برای ما روشن کند رنگش چگونه است‌؟» گفت: «به‌راستی وی می‌فرماید «بی‌گمان آن ماده گاوی است (که) رنگش زرد یکدست و خالص است و (این گاو) بینندگان را شاد می‌کند.»» quran_en_fa They said: "Beseech on our behalf Thy Lord to make plain to us what she is: To us are all heifers alike: We wish indeed for guidance, if Allah wills." گفتند: از پروردگارت بخواه برای ما بیان کند که [نهایتا آن گاو] چه گاوی است؟ زیرا این گاو بر ما مبهم و مشتبه شده، و اگر خدا بخواهد [به شناخت آن] هدایت خواهیم شد.///گفتند: از پروردگارت بخواه برای ما بیان کند که [نهایتا آن گاو] چه گاوی است؟ زیرا این گاو بر ما مبهم و مشتبه شده، و اگر خدا بخواهد [به شناخت آن] هدایت خواهیم شد.///گفتند: براى ما پروردگارت را بخوان تا بگوید آن چگونه گاوى است؟ که آن گاو بر ما مشتبه شده است، و اگر خدا بخواهد ما بدان راه مى یابیم.///گفتند: از خدایت بخواه تا براى ما روشن کند که آن چگونه گاوى است؟ زیرا آن گاو [هنوز] بر ما مشتبه است و اگر خدا بخواهد ما قطعا بدان راه خواهیم یافت///گفتند: «از پروردگارت بخواه، تا بر ما روشن گرداند که آن چگونه [گاوى‌] باشد؟ زیرا [چگونگى‌] این ماده گاو بر ما مشتبه شده، و [لى با توضیحات بیشتر تو] ما ان شاء الله حتما هدایت خواهیم شد.»///[بار دیگر به موسى] گفتند: «براى ما پروردگارت را بخوان تا بر ما روشن کند چگونه گاوى باشد؟ زیرا این گاو بر ما مشتبه شده و اگر خداوند بخواهد، [به شناخت آن] هدایت خواهیم شد.»///باز گفتند: از خدایت بخواه چگونگی آن گاو را کاملا برای ما روشن گرداند که هنوز بر ما مشتبه است و (چون رفع اشتباه شود) البته به خواست خدا راه هدایت پیش گیریم.///گفتند از پروردگارت بخواه که برای ما روشن کند که آن چگونه است [چون و چند] گاو بر ما مشتبه شده است و ما اگر خدا بخواهد راهیاب خواهیم شد///گفتند: «از خدایت بخواه برای ما روشن کند که چگونه گاوی باید باشد؟ زیرا این گاو برای ما مبهم شده! و اگر خدا بخواهد ما هدایت خواهیم شد!»///گفتند بخوان پروردگار خود را بیان کند برای ما چیست آن همانا گاو بر ما مشتبه شده است و همانا مائیم اگر خدا خواهد هدایت‌یافتگان‌///گفتند: «پروردگارت را برایمان بخوان، (تا) برای ما روشن گرداند که آن چگونه (گاوی) است‌؟ (زیرا ویژگی‌های) این ماده گاو، به‌راستی بر ما (با گاوهایی دیگر) مشتبه شده، و (با توضیحاتی بیشتر) بی‌گمان اگر خدا بخواهد ما به‌راستی هدایت‌‌یافتگانیم.» quran_en_fa He said: "He says: A heifer not trained to till the soil or water the fields; sound and without blemish." They said: "Now hast thou brought the truth." Then they offered her in sacrifice, but not with good-will. گفت: او می‌گوید: گاوی است که نه رام است تا زمین را شخم زند و نه زراعت را آبیاری نماید، [از هر عیب و نقصی] سالم است، و رنگی مخالف رنگ اصلی در آن نیست، گفتند: اکنون حق را برای ما آوردی. پس آن را ذبح کردند، در حالی که نزدیک بود فرمان خدا را اجرا نکنند!!///گفت: او می‌گوید: گاوی است که نه رام است تا زمین را شخم زند و نه زراعت را آبیاری نماید، [از هر عیب و نقصی] سالم است، و رنگی مخالف رنگ اصلی در آن نیست، گفتند: اکنون حق را برای ما آوردی. پس آن را ذبح کردند، در حالی که نزدیک بود فرمان خدا را اجرا نکنند!!///گفت: مى‌گوید: از آن گاوان نیست که رام باشد و زمین را شخم زند و کشته را آب دهد. بى‌عیب است و یکرنگ. گفتند: اکنون حقیقت را گفتى. پس آن را کشتند، هر چند که نزدیک بود که از آن کار سرباز زنند.///گفت: او مى‌فرماید آن گاوى است که رام نیست تا زمین را شخم زند و به کشت آب دهد، گاوى تندرست است، هیچ لکه‌اى در آن نیست. گفتند: اینک حق را ادا کردى. پس همان را سر بریدند، هر چند نزدیک بود این کار را نکنند///گفت: «وى مى‌فرماید: در حقیقت، آن ماده گاوى است که نه رام است تا زمین را شخم زند؛ و نه کشتزار را آبیارى کند؛ بى‌نقص است؛ و هیچ لکه‌اى در آن نیست.» گفتند: «اینک سخن درست آوردى.» پس آن را سر بریدند، و چیزى نمانده بود که نکنند.///[موسى] گفت: «خداوند مى‌فرماید: آن گاوى است که نه چنان رام باشد که زمین را شخم زند و نه کشت‌زار را آبیارى کند. [بی‌عیب و] سالم است و هیچ لکه‌اى در [رنگ] آن نیست.» گفتند: «الآن حق [مطلب] را آوردى!» پس [چنان گاوى را پیدا کردند و] آن را سر بریدند، ولى نزدیک بود انجام ندهند.///موسی گفت: خدا می‌فرماید آن گاو هم آن قدر به کار رام نباشد که زمین شیار کند و آب به کشتزار دهد و هم بی‌عیب و یکرنگ باشد. گفتند: اکنون حقیقت را روشن ساختی. و گاوی بدان اوصاف کشتند، لیکن نزدیک بود باز نافرمانی کنند.///گفت می‌فرماید آن گاوی است که نه رام [و کاری‌] است که زمین را شیار کند و نه کشتزار را آبیاری کند، تندرست و یکرنگ گفتند اینک سخن درست آوردی سپس آن را کشتند و نزدیک بود که این کار را نکنند///گفت: خداوند می‌فرماید: «گاوی باشد که نه برای شخم زدن رام شده؛ و نه برای زراعت آبکشی کند؛ از هر عیبی برکنار باشد، و حتی هیچ‌گونه رنگ دیگری در آن نباشد.» گفتند: «الان حق مطلب را آوردی!» سپس (چنان گاوی را پیدا کردند و) آن را سر بریدند؛ ولی مایل نبودند این کار را انجام دهند.///گفت او گوید همانا آن گاوی است نه رام تا زمین را شیار کند و نه کشت را آب دهد تندرست است نیست لکه‌ای در آن گفتند اکنون حق‌ را آوردی پس سربریدندش و نزدیک نبودند آن را کنندگان‌///گفت: «به‌راستی خدا می‌فرماید «بی‌چون، آن ماده گاوی است که نه رام است تا زمین را شخم زند، و نه کشتزار را آبیاری می‌کند؛ بسی سالم است (و) هیچ لکه‌ای (هم) در آن نیست.»» گفتند: «اینک (سخنی) کاملا درست آوردی.» پس آن را سر بریدند، و (هرگز) نزدیک [: مایل] به انجام این کار (هم) نبوده‌اند. quran_en_fa Remember ye slew a man and fell into a dispute among yourselves as to the crime: But Allah was to bring forth what ye did hide. و [یاد کنید] هنگامی که کسی را کشتید و درباره [قاتل] او به نزاع و ستیز برخاستید؛ و خدا آشکار کننده چیزی است که پنهان می‌داشتید.///و [یاد کنید] هنگامی که کسی را کشتید و درباره [قاتل] او به نزاع و ستیز برخاستید؛ و خدا آشکار کننده چیزی است که پنهان می‌داشتید.///و به یاد آرید آن هنگام را که کسى را کشتید و بر یکدیگر بهتان زدید و پیکار درگرفتید و خدا آنچه را که پنهان مى‌کردید آشکار ساخت.///و [یاد کنید] آن گاه که شخصى را کشتید، پس یکدیگر را در آن [قتل‌] متهم کردید و خدا آنچه را پنهان مى‌داشتید [با ذبح گاو] آشکار ساخت///و چون شخصى را کشتید، و در باره او با یکدیگر به ستیزه برخاستید، و حال آنکه خدا، آنچه را کتمان مى‌کردید، آشکار گردانید.///و هنگامى که فردى را به قتل رساندید و سپس درباره‌ى [قاتل] او، به نزاع پرداختید، ولى خداوند آنچه را شما پنهان مى‌داشتید، آشکار مى‌سازد.///و (به یاد آرید) وقتی که نفسی را کشتید و یکدیگر را درباره آن متهم کرده و نزاع برانگیختید، و خداوند می‌خواست راز پنهانی شما را آشکار کند.///و یاد کنید که چون کسی را کشتید و درباره او به ستیزه پرداختید [و به گردن همدیگر انداختید] و خداوند آشکارکننده چیزی است که پنهان می‌ساختید///و (به یاد آورید) هنگامی را که فردی را به قتل رساندید؛ سپس درباره (قاتل) او به نزاع پرداختید؛ و خداوند آنچه را مخفی می‌داشتید، آشکار می‌سازد.///و هنگامی که کشتید تنی را پس بیزاری جستید در آن و خداست بیرون‌آرنده آنچه بودید نهان‌کنندگان‌///و چون شخصی را کشتید، سپس درباره‌ی (قاتل) او با یکدیگر به ستیزه برخاستید، و حال آنکه خدا آنچه را کتمان می‌کرده‌اید، برون‌آورنده است. quran_en_fa So We said: "Strike the (body) with a piece of the (heifer)." Thus Allah bringeth the dead to life and showeth you His Signs: Perchance ye may understand. پس گفتیم: پاره‌ای از آن [گاو ذبح شده] را به مقتول بزنید [تا زنده شود و قاتل را معرفی کند]. خدا مردگان را این گونه زنده می‌کند و نشانه‌های [قدرت و ربوبیت] خود را به شما نشان می‌دهد، تا بیندیشید.///پس گفتیم: پاره‌ای از آن [گاو ذبح شده] را به مقتول بزنید [تا زنده شود و قاتل را معرفی کند]. خدا مردگان را این گونه زنده می‌کند و نشانه‌های [قدرت و ربوبیت] خود را به شما نشان می‌دهد، تا بیندیشید.///سپس گفتیم: پاره‌اى از آن را بر آن کشته بزنید. خدا مردگان را اینچنین زنده مى‌سازد، و نشانه‌هاى قدرت خویش را اینچنین به شما مى نمایاند، باشد که به عقل دریابید.///پس گفتیم: پاره‌اى از گاو را به مقتول زنید [تا زنده گردد]. آرى خداوند مردگان را این گونه زنده مى‌کند و [بدین سان‌] نشانه‌هاى قدرت خود را به شما نشان مى‌دهد، باشد که بیندیشید///پس فرمودیم: «پاره‌اى از آن [گاو سر بریده را] به آن [مقتول‌] بزنید» [تا زنده شود]. این گونه خدا مردگان را زنده مى‌کند، و آیات خود را به شما مى‌نمایاند، باشد که بیندیشید.///سپس گفتیم: «قسمتى از گاو ذبح شده را به مقتول بزنید [تا زنده شود و قاتل را معرفى کند]. خداوند این‌گونه مردگان را زنده مى‌کند و آیات خود را به شما نشان مى‌دهد، شاید بیندیشید.»///پس دستور دادیم بعضی از اعضاء گاو را بر بدن کشته زنید (تا زنده شود و قاتل را معرفی کند). این گونه خداوند مردگان را زنده خواهد فرمود، و قدرت کامله خویش را به شما آشکار می‌نماید، باشد که عقل خود را به کار برید.///آنگاه گفتیم بخشی از بدن گاو را به او [بدن آن کشته‌] بزنید [تا زنده شود] و خداوند این چنین مردگان را زنده می‌کند و معجزات خویش را به شما می‌نمایاند تا بیندیشید///سپس گفتیم: «قسمتی از گاو را به مقتول بزنید! (تا زنده شود، و قاتل را معرفی کند.) خداوند این‌گونه مردگان را زنده می‌کند؛ و آیات خود را به شما نشان می‌دهد؛ شاید اندیشه کنید!»///پس گفتیم بزنیدش با پاره‌ای از آن چنین زنده کند خدا مردگان را و بنمایاند به شما آیتهای خویش را شاید بخرد آئید///پس فرمودیم: «(جسد) آن مقتول را به پاره‌ای از آن (گاو سر بریده) بزنید (تا زنده شود).» بدین‌سان خدا مردگان را زنده می‌کند و آیات خود را به شما می‌نمایاند، شاید شما بیندیشید. quran_en_fa Thenceforth were your hearts hardened: They became like a rock and even worse in hardness. For among rocks there are some from which rivers gush forth; others there are which when split asunder send forth water; and others which sink for fear of Allah. And Allah is not unmindful of what ye do. سپس دل‌های شما بعد از آن [معجزه شگفت انگیز] سخت شد، مانند سنگ یا سخت‌تر؛ زیرا پاره‌ای از سنگ هاست که از آنها نهرها می‌جوشد، و پاره‌ای از آنها می‌شکافد و آب از آن بیرون می‌آید، و پاره‌ای از آنها از ترس خدا [از بلندی] سقوط می‌کند؛ و خدا از آنچه انجام می‌دهید بی خبر نیست.///سپس دل‌های شما بعد از آن [معجزه شگفت انگیز] سخت شد، مانند سنگ یا سخت‌تر؛ زیرا پاره‌ای از سنگ هاست که از آنها نهرها می‌جوشد، و پاره‌ای از آنها می‌شکافد و آب از آن بیرون می‌آید، و پاره‌ای از آنها از ترس خدا [از بلندی] سقوط می‌کند؛ و خدا از آنچه انجام می‌دهید بی خبر نیست.///پس از آن دلهاى شما چون سنگ، سخت گردید، حتى سخت‌تر از سنگ که از سنگ گاه جویها روان شود، و چون شکافته شود آب از آن بیرون جهد، و گاه از ترس خدا از فراز به نشیب فرو غلتد، و خدا از آنچه مى‌کنید غافل نیست.///پس از آن [همه معجزات‌] دل‌هاى شما سخت شد، به سختى سنگ‌ها یا سخت‌تر از آن، در حالى که از پاره‌اى سنگ‌ها جوى‌ها مى‌جوشد و پاره‌اى از آنها مى‌شکافد و آب از آن خارج مى‌شود و برخى از آنها از هیبت خدا فرو مى‌ریزد، و خداوند از آنچه مى‌کنید غافل نیست///سپس دلهاى شما بعد از این [واقعه‌] سخت گردید، همانند سنگ، یا سخت‌تر از آن، چرا که از برخى سنگها، جویهایى بیرون مى‌زند، و پاره‌اى از آنها مى‌شکافد و آب از آن خارج مى‌شود، و برخى از آنها از بیم خدا فرو مى‌ریزد، و خدا از آنچه مى‌کنید غافل نیست.///سپس دل‌هاى شما بعد از این [همه کفران] سخت شد، همچون سنگ یا سخت‌تر! چرا که از پاره‌اى سنگ‌ها، نهرها شکافته [و جارى] مى‌شود و پاره‌اى از آنها، شکاف برمى‌دارد و آب از آن تراوش مى‌کند، و بعضى از سنگ‌ها از خوف خدا [از فراز کوه] به زیر مى‌افتد. و خداوند از اعمال شما غافل نیست.///پس با این معجزه باز چنان سخت دل شدید، که دلهایتان چون سنگ یا سخت‌تر از آن شد، چه آنکه از پاره‌ای سنگها نهرها بجوشد و برخی دیگر از سنگها بشکافد و آب از آن بیرون آید و پاره‌ای از ترس خدا فرود آیند. و (ای سنگدلان بترسید که) خدا از کردار شما غافل نیست.///سپس دلهایتان پس از آن سخت شد، همانند سنگ، یا از آن سخت‌تر، چرا که بعضی از سنگهاست که از آنها جویباران می‌شکافد و بعضی از آنهاست که می‌شکند و آب از آنها بیرون می‌آید و بعضی از آنهاست که از خشیت الهی [از کوه‌] فرو می‌افتد و خدا از آنچه می‌کنید غافل نیست‌///سپس دلهای شما بعد از این واقعه سخت شد؛ همچون سنگ، یا سخت‌تر! چرا که پاره‌ای از سنگها می‌شکافد، و از آن نهرها جاری می‌شود؛ و پاره‌ای از آنها شکاف برمی‌دارد، و آب از آن تراوش می‌کند؛ و پاره‌ای از خوف خدا (از فراز کوه) به زیر می‌افتد؛ (اما دلهای شما، نه از خوف خدا می‌تپد، و نه سرچشمه علم و دانش و عواطف انسانی است!) و خداوند از اعمال شما غافل نیست.///سپس سخت شد دلهای شما پس از آن که مانند سنگ است یا سنگین‌تر و همانا از سنگها است آنچه روان گردد از آن جویها و از آنها است آنچه بشکافد پس برون آید از آن آب و از آنها است آنچه فرودآید از ترس خدا و نیست خدا غافل از آنچه می‌کنید///سپس دل‌هایتان پس از این (واقعه) سخت گردید، پس آنها همانند سنگ، یا سخت‌تر از آنند؛ حال آنکه بی‌چون از برخی سنگ‌ها همانا از (فوران آب نهفته در) آن، نهر‌های بسیاری به شدت روان می‌گردد؛ و به‌راستی برخی از آنها می‌شکافند؛ پس از آن آب خارج می‌شود؛ و بی‌چون برخی از آنها از بیم خدا فرو می‌ریزند. و خدا از آنچه می‌کنید غافل نیست. quran_en_fa Can ye (o ye men of Faith) entertain the hope that they will believe in you?- Seeing that a party of them heard the Word of Allah, and perverted it knowingly after they understood it. آیا [شما مردم مؤمن] امید دارید که [آن سخت دلان] به [دین] شما ایمان بیاورند؟! در حالی که گروهی از آنان کلام خدا را همواره می‌شنیدند، سپس بعد از آنکه [معنا و مفهومش را] درک می‌کردند، [به سبب دنیاطلبی و امور مادی] به دلخواه خود تغییرش می‌دادند، در صورتی که می‌دانستند [به کلام خدا و به مردم جویای حق خیانت می‌کنند].///آیا [شما مردم مؤمن] امید دارید که [آن سخت دلان] به [دین] شما ایمان بیاورند؟! در حالی که گروهی از آنان کلام خدا را همواره می‌شنیدند، سپس بعد از آنکه [معنا و مفهومش را] درک می‌کردند، [به سبب دنیاطلبی و امور مادی] به دلخواه خود تغییرش می‌دادند، در صورتی که می‌دانستند [به کلام خدا و به مردم جویای حق خیانت می‌کنند].///آیا طمع مى‌دارید که به شما ایمان بیاورند، و حال آنکه گروهى از ایشان کلام خدا را مى‌شنیدند و با آنکه حقیقت آن را مى‌یافتند تحریفش مى‌کردند و از کار خویش آگاه بودند؟///پس آیا انتظار دارید [چنین مردمى‌] به [دین‌] شما ایمان آورند، با آن که گروهى از آنان سخن خدا را مى‌شنیدند و بعد از درک آن، تحریفش مى‌کردند در حالى که خود مى‌دانستند///آیا طمع دارید که [اینان‌] به شما ایمان بیاورند؟ با آنکه گروهى از آنان سخنان خدا را مى‌شنیدند، سپس آن را بعد از فهمیدنش تحریف مى‌کردند، و خودشان هم مى‌دانستند.///[پس اى مؤمنان!] آیا انتظار دارید [که یهودیان سرسخت،] به [دین] شما ایمان بیاورند؟ در حالى که عده‌اى از آنان، سخنان خدا را مى‌شنیدند و پس از فهمیدنش‌، آن را تحریف مى‌کردند با آن که [حق را] مى‌دانستند؟!///آیا طمع دارید که یهودان به (دین) شما بگروند در صورتی که گروهی از آنان کلام خدا را شنیده و به دلخواه خود تحریف می‌کنند با آنکه در کلام خود تعقل کرده و معنی آن را دریافته‌اند.///[ای مؤمنان‌] آیا امید دارید که [یهودیان‌] به [حقانیت‌] شما ایمان آورند، و حال آنکه گروهی از آنان کلام الهی را می‌شنیدند و پس از آنکه آن را در می‌یافتند آگاهانه دگرگونش می‌ساختند///آیا انتظار دارید به (آئین) شما ایمان بیاورند، با اینکه عده‌ای از آنان، سخنان خدا را می‌شنیدند و پس از فهمیدن، آن را تحریف می‌کردند، در حالی که علم و اطلاع داشتند؟!///آیا طمع دارید که ایمان آرند به شما حالی که بودند گروهی از ایشان می‌شنیدند سخن خدا را پس دگرگونش می‌کردند از پس آنکه می‌یافتندش بخرد و ایشان می‌دانستند///پس آیا طمع دارید که (اینان) برایتان [: به سودتان] ایمان بیاورند؟ حال آنکه گروهی از آنان بی‌گمان سخنان خدا را می‌شنیده‌اند، سپس آن را بعد از دریافتنش تحریف می‌کنند، حال آنکه خودشان (هم) می‌دانند. quran_en_fa Behold! when they meet the men of Faith, they say: "We believe": But when they meet each other in private, they say: "Shall you tell them what Allah hath revealed to you, that they may engage you in argument about it before your Lord?"- Do ye not understand (their aim)? و هنگامی که با مؤمنان دیدار کنند، می‌گویند: ما ایمان آوردیم. و چون با هم خلوت می‌کنند [از روی اعتراض و ایراد] به یکدیگر می‌گویند: چرا حقایقی را که خدا [در تورات درباره پیامبر اسلام] برای شما بیان کرده به مؤمنان می‌گویید تا [روز قیامت با این حقایق] در پیشگاه پروردگارتان بر ضد شما استدلال کنند؟ آیا تعقل نمی‌کنید [که نباید زمینه استدلال بر ضد خود را در اختیار مؤمنان گذارید؟!]///و هنگامی که با مؤمنان دیدار کنند، می‌گویند: ما ایمان آوردیم. و چون با هم خلوت می‌کنند [از روی اعتراض و ایراد] به یکدیگر می‌گویند: چرا حقایقی را که خدا [در تورات درباره پیامبر اسلام] برای شما بیان کرده به مؤمنان می‌گویید تا [روز قیامت با این حقایق] در پیشگاه پروردگارتان بر ضد شما استدلال کنند؟ آیا تعقل نمی‌کنید [که نباید زمینه استدلال بر ضد خود را در اختیار مؤمنان گذارید؟!]///و چون با مؤمنان دیدار کنند، گویند: ما هم ایمان آورده‌ایم. و چون با یکدیگر خلوت کنند، گویند: آیا با آنان از دانشى که خدا به شما ارزانى داشته سخن مى‌گویید، تا به یارى آن در نزد پروردگارتان بر شما حجت آرند؟ آیا به عقل در نمى‌یابید؟///و چون با مؤمنان روبه رو شوند گویند: ایمان آورده‌ایم، و چون با یکدیگر خلوت کنند گویند: چرا با مسلمانان از آنچه خدا براى شما [از اوصاف محمد صلى الله علیه وآله‌] آشکار نموده، گفت و گو مى‌کنید تا با آن نزد پروردگارتان با شما احتجاج کنند؟ آیا نمى‌اندیشید///و [همین یهودیان‌] چون با کسانى که ایمان آورده‌اند برخورد کنند، مى‌گویند: «ما ایمان آورده‌ایم.» و وقتى با همدیگر خلوت مى‌کنند، مى‌گویند: «چرا از آنچه خداوند بر شما گشوده است، براى آنان حکایت مى‌کنید تا آنان به [استناد] آن، پیش پروردگارتان بر ضد شما استدلال کنند؟ آیا فکر نمى‌کنید؟»///و [همین یهودیان] هنگامى که مؤمنان را ملاقات مى‌کنند، مى‌گویند: «ایمان آوردیم.» ولى هنگامى که با یکدیگر خلوت مى‌کنند، [بعضى به بعضى دیگر اعتراض کرده،] مى‌گویند: «چرا آنچه را که خداوند [درباره‌ى صفات آخرین پیامبر] براى شما [در تورات] گشوده [به مسلمانان] بازگو مى‌کنید تا [روز رستاخیز] در پیشگاه پروردگارتان، بر ضد شما به آن استدلال کنند؟ پس آیا نمى‌فهمید؟!»///و هرگاه با مؤمنان روبرو شوند گویند: ما نیز ایمان آورده‌ایم؛ و چون با یکدیگر خلوت کنند گویند: چرا دری که خدا از علوم به روی شما گشوده به روی مسلمانان باز می‌کنید تا به کمک همان علوم با شما نزد خدایتان محاجه کنند؟ چرا راه عقل و اندیشه نمی‌پویید؟///و چون با مؤمنان روبه‌رو شوند گویند ایمان آورده‌ایم و چون با همدیگر تنها شوند گویند آیا آنچه خدا بر شما آشکار کرده است، با آنان درمیان می‌گذارید، تا در پیشگاه خداوند با آن بر شما حجت آورند، مگر اندیشه نمی‌کنید؟///و هنگامی که مؤمنان را ملاقات کنند، می‌گویند: «ایمان آورده‌ایم.» ولی هنگامی که با یکدیگر خلوت می‌کنند، (بعضی به بعضی دیگر اعتراض کرده،) می‌گویند: «چرا مطالبی را که خداوند (در باره صفات پیامبر اسلام) برای شما بیان کرد، به مسلمانان بازگو می‌کنید تا (روز رستاخیز) در پیشگاه خدا، بر ضد شما به آن استدلال کنند؟! آیا نمی‌فهمید؟!»///و هرگاه ملاقات کنند مؤمنان را گویند ایمان آوردیم و چون خلوت کند بعضی از ایشان با بعضی گویند آیا حدیث کنید ایشان را بدانچه بگشود است خدا بر شما تا بدان بستیزند با شما نزد پروردگارتان آیا بخرد نمی‌یابید///و (همین یهودیان) هنگامی که با کسانی که ایمان آورده‌اند برخورد کنند، گویند: «(ما) ایمان آوردیم‌.» و هنگامی که با همدیگر خلوت کنند، گویند: «آیا از آنچه خدا بر شما گشوده است، برای آنان بازگو می‌کنید تا آنان با (استناد به) آن، نزد پروردگارتان بر (ضد) شما استدلال کنند؟ پس آیا خردورزی نمی‌کنید؟» quran_en_fa Know they not that Allah knoweth what they conceal and what they reveal? آیا [آن سخت دلان] نمی‌دانند که خدا آنچه را پنهان می‌دارند و آنچه را آشکار می‌کنند، می‌داند؟!///آیا [آن سخت دلان] نمی‌دانند که خدا آنچه را پنهان می‌دارند و آنچه را آشکار می‌کنند، می‌داند؟!///آیا نمى‌دانند که هر چه را که پنهان مى‌دارند و هر چه را که آشکار مى سازند، خدا مى‌داند؟///آیا نمى‌دانند که خدا آنچه را نهان مى‌کنند یا آشکار مى‌سازند مى‌داند///آیا نمى‌دانند که خداوند آنچه را پوشیده مى‌دارند، و آنچه را آشکار مى‌کنند، مى‌داند؟///آیا نمى‌دانند که خداوند آنچه را پنهان مى‌دارند و آنچه را آشکار مى‌کنند، مى‌داند؟!///آیا نمی‌دانند که خدا بر آنچه پنهان داشته و یا آشکار کنند آگاه است؟///آیا نمی‌دانند که خداوند آنچه پنهان و آنچه آشکار می‌دارند می‌داند؟///آیا اینها نمی‌دانند خداوند آنچه را پنهان می‌دارند یا آشکار می‌کنند می‌داند؟!///آیا نمی‌دانند که خدا می‌داند آنچه را نهان می‌کنند و آنچه را آشکار می‌کنند///آیا و نمی‌دانند که خدا آنچه را پوشیده می‌دارند و آنچه را آشکار می‌کنند، همی می‌داند؟ quran_en_fa And there are among them illiterates, who know not the Book, but (see therein their own) desires, and they do nothing but conjecture. و گروهی از یهود، که جاهل و بی سوادند [غیر از تورات فعلی] که جز بافته‌های دروغین [عالمان خائن آنان نیست] نمی‌دانند، و حال آن که [در امر دین به سبب عدم تحقیق و دنبال نکردن علم و دانش] فقط در مسیر گمان و خیال واهی قدم برمی دارند.///و گروهی از یهود، که جاهل و بی سوادند [غیر از تورات فعلی] که جز بافته‌های دروغین [عالمان خائن آنان نیست] نمی‌دانند، و حال آن که [در امر دین به سبب عدم تحقیق و دنبال نکردن علم و دانش] فقط در مسیر گمان و خیال واهی قدم برمی دارند.///برخى از ایشان بیسوادانى هستند که نمى‌دانند در آن کتاب چیست، جز سخنانى که شنیده‌اند و مى‌خوانند. اینان تنها پایبند گمان خویشند.///و گروهى از آنان افراد عامى هستند که کتاب خدا را جز یک مشت اوهام و آرزوها چیزى نمى‌دانند، و اینان پاى‌بند پندارند و بس///و [بعضى‌] از آنان بى‌سوادانى هستند که کتاب [خدا] را جز خیالات خامى نمى‌دانند، و فقط گمان مى‌برند.///و پاره‌اى از آنان (یهودیان) عوامانى هستند که کتاب خدا را جز [مشتی خیالات و] آرزوها نمى‌دانند و تنها به پندارهایشان دل بسته‌اند.///و بعضی عوام یهود که خواندن و نوشتن هم ندانند تورات را جز آمال باطل خود نپندارند و تنها پابست خیالات خام و بیهوده خویشند.///و از آنان بی‌سوادانی هستند که کتاب آسمانی [تورات‌] را جز طوطی‌وار [و لقلقه زبان‌] نمی‌دانند و جز پندار نمی‌بافند///و پاره‌ای از آنان عوامانی هستند که کتاب خدا را جز یک مشت خیالات و آرزوها نمی‌دانند؛ و تنها به پندارهایشان دل بسته‌اند.///و از ایشانند گروهی امی و مادرزاد که نمی‌دانند کتاب را جز آرزو و افسانه‌هایی و نیستند جز پندارندگان‌///و (بعضی) از آنان بی‌سوادانی هستند که (معنای درست) کتاب (تورات) را بجز آرزوهای بی‌پایه نمی‌دانند، و فقط (به آن) گمان می‌برند. quran_en_fa Then woe to those who write the Book with their own hands, and then say:"This is from Allah," to traffic with it for miserable price!- Woe to them for what their hands do write, and for the gain they make thereby. پس وای بر کسانی که با دست هاشان نوشته‌ای را می‌نویسند، سپس می‌گویند: این [نوشته] از سوی خداست. تا با این [کار زشت و خائنانه] بهایی ناچیز به دست آورند؛ پس وای بر آنان از آنچه دست هاشان نوشت، و وای بر آنان از آنچه به دست می‌آورند.///پس وای بر کسانی که با دست هاشان نوشته‌ای را می‌نویسند، سپس می‌گویند: این [نوشته] از سوی خداست. تا با این [کار زشت و خائنانه] بهایی ناچیز به دست آورند؛ پس وای بر آنان از آنچه دست هاشان نوشت، و وای بر آنان از آنچه به دست می‌آورند.///پس واى بر آنهایى که کتاب را خود به دست خود مى‌نویسند، و تا سودى اندک برند، مى‌گویند که از جانب خدا نازل شده. پس واى بر آنها بدانچه نوشتند و واى بر آنها از سودى که مى‌برند.///پس واى بر آنها که کتاب را با دست‌هاى خود مى‌نویسند و سپس مى‌گویند: این از جانب خداست، تا آن را به بهاى ناچیزى بفروشند. واى بر آنها از دست نوشته‌هاشان و واى بر آنها از آنچه کسب مى‌کنند///پس واى بر کسانى که کتاب [تحریف‌شده‌اى‌] با دستهاى خود مى‌نویسند، سپس مى‌گویند: «این از جانب خداست»، تا بدان بهاى ناچیزى به دست آرند؛ پس واى بر ایشان از آنچه دستهایشان نوشته، و واى بر ایشان از آنچه [از این راه‌] به دست مى‌آورند.///پس واى بر کسانى که مطالبى را با دست خود مى‌نویسند، سپس مى‌گویند: «این، از طرف خداست.» تا به آن، بهاى اندکى بستانند، پس واى بر آنها از آنچه دست‌هایشان نوشت و واى بر آنها از آنچه [از این راه] به دست مى‌آورند!///پس وای بر آن کسانی که از پیش خود کتاب را نوشته و به خدای متعال نسبت دهند تا به بهای اندک بفروشند، پس وای بر آنها از آن نوشته‌ها و آنچه از آن به دست آرند.///پس وای بر کسانی که [اینگونه‌] کتاب را به دست خویش می‌نویسند و سپس برای آنکه آن را به بهای ناچیزی بفروشند می‌گویند این از نزد خداوند است، وای بر آنان از آنچه به دست خویش نوشته‌اند و وای بر آنان از آنچه به دست می‌آورند///پس وای بر آنها که نوشته‌ای با دست خود می‌نویسند، سپس می‌گویند: «این، از طرف خداست.» تا آن را به بهای کمی بفروشند. پس وای بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند؛ و وای بر آنان از آنچه از این راه به دست می‌آورند!///پس وای بر آنان که می‌نویسند کتاب را با دستهای خود و سپس گویند که آن از نزد خدا است تا بخرند بدان بهائی اندک را پس وای بر آنان از آنچه بنوشت دستهای ایشان و وای بر آنان از آنچه فراهم می‌کنند///پس وای بر کسانی که کتاب را با دست‌هایشان می‌نویسند، سپس می‌گویند: «این از جانب خداست‌» تا بدان (وسیله) بهای ناچیزی به دست آورند؛ پس وای بر ایشان از آنچه دست‌هایشان نوشته، و وای بر ایشان از آنچه (از این راه) به دست می‌آورند. quran_en_fa And they say: "The Fire shall not touch us but for a few numbered days:" Say: "Have ye taken a promise from Allah, for He never breaks His promise? or is it that ye say of Allah what ye do not know?" و گفتند: آتش [دوزخ] جز چند روزی به ما نمی‌رسد. بگو: آیا [بر این عقیده خود] از نزد خدا پیمانی گرفته‌اید؟ که هرگز خدا از آن پیمان تخلف نخواهد کرد، یا جاهلانه چیزی را به خدا نسبت می‌دهید؟///و گفتند: آتش [دوزخ] جز چند روزی به ما نمی‌رسد. بگو: آیا [بر این عقیده خود] از نزد خدا پیمانی گرفته‌اید؟ که هرگز خدا از آن پیمان تخلف نخواهد کرد، یا جاهلانه چیزی را به خدا نسبت می‌دهید؟///و گفتند: آتش جز چند روزى ما را نسوزاند. بگو: آیا با خدا چنین پیمانى بسته‌اید، تا او خلاف پیمان خود نکند؟ یا آنکه از روى نادانى چنین نسبتى به خدا مى‌دهید؟///و گفتند: هرگز آتش جز چند روزى ما را نخواهد رسید. بگو: مگر پیمانى از خدا گرفته‌اید که خدا خلاف عهد خویش نکند؟ یا بر خدا سخنانى مى‌بندید که نمى‌دانید///و گفتند: «جز روزهایى چند، هرگز آتش به ما نخواهد رسید.» بگو: «مگر پیمانى از خدا گرفته‌اید؟ -که خدا پیمان خود را هرگز خلاف نخواهد کرد- یا آنچه را نمى‌دانید به دروغ به خدا نسبت مى‌دهید؟»///و [یهود] گفتند: «جز چند روزى محدود، هرگز آتش دوزخ به ما نخواهد رسید.» بگو: «آیا پیمانى از نزد خدا گرفته‌اید که البته خداوند هرگز از پیمانش تخلف نمى‌ورزد، یا چیزى را که نمى‌دانید به خدا نسبت مى‌دهید؟!»///و یهود گفتند که هیچ وقت آتش عذاب به ما نرسد مگر چند روزی معدود. به آنان بگو: آیا بر آنچه دعوی می‌کنید عهد و پیمانی از خدا گرفته‌اید که خدا هم از آن عهد هرگز تخلف نکند یا چیزی به خیال جاهلانه خود به خدا نسبت می‌دهید؟///و گویند آتش دوزخ جز چند روز اندکشمار به ما نمی‌رسد، بگو آیا از خدا پیمان گرفته‌اید -که البته خداوند خلف وعده نخواهد کردیا چیزی را که نمی‌دانید به خدا نسبت می‌دهید؟///و گفتند: «هرگز آتش دوزخ، جز چند روزی، به ما نخواهد رسید.» بگو: «آیا پیمانی از خدا گرفته‌اید؟! -و خداوند هرگز از پیمانش تخلف نمی‌ورزد- یا چیزی را که نمی‌دانید به خدا نسبت می‌دهید»؟!///گفتند هرگز نرسد ما را آتش جز روزکی چند بگو آیا برگرفتید نزد خدا پیمانی که هرگز نشکند خدا پیمان خود را یا گوئید بر خدا آنچه را نمی‌دانید///و گفتند: «جز روزهایی چند، هرگز آتش به ما نخواهد رسید.» بگو: «آیا نزد خدا پیمانی (محکم) گرفتید؟ پس خدا پیمان خود را هرگز خلاف نخواهد کرد. یا آنچه را نمی‌دانید به خدا نسبت می‌دهید؟» quran_en_fa Nay, those who seek gain in evil, and are girt round by their sins,- they are companions of the Fire: Therein shall they abide (For ever). [نه چنین است که می‌گویید] بلکه کسانی که مرتکب گناه شدند وآثار گناه، سراسر وجودشان را فرا گرفت، آنان اهل آتشند و در آن جاودانه‌اند.///[نه چنین است که می‌گویید] بلکه کسانی که مرتکب گناه شدند وآثار گناه، سراسر وجودشان را فرا گرفت، آنان اهل آتشند و در آن جاودانه‌اند.///آرى. آنان که مرتکب کارى زشت شدند و گناهشان گرد بر گردشان بگرفت، اهل جهنمند و جاودانه در آن.///آرى، هر کس کار بدى کند و گناه سراسر وجودش را فراگیرد، چنین کسانى دوزخى‌اند و هم ایشان در آن ماندگارند///آرى، کسى که بدى به دست آورد، و گناهش او را در میان گیرد، پس چنین کسانى اهل آتشند، و در آن ماندگار خواهند بود.///آرى، کسانى که مرتکب گناه شوند و گناهشان آنان را فراگیرد [و آثار گناهان سراسر وجودشان را بپوشاند]، آنها اهل آتشند و همیشه در آن خواهند بود.///آری، هر کس اعمالی زشت اندوخت و کردار بدش به او احاطه نمود چنین کسانی اهل دوزخ‌اند و در آن آتش پیوسته معذب خواهند بود.///آری کسانی که بدی کنند و گناهشان بر آنان چیره شود، دوزخی‌اند و در آن جاودانه می‌مانند///آری، کسانی که کسب گناه کنند، و آثار گناه، سراسر وجودشان را بپوشاند، آنها اهل آتشند؛ و جاودانه در آن خواهند بود.///بلکه آن کس که بدی را فراهم کرد و فراگرفتش گناه او آنانند یاران آتش ایشانند در آن جاودانان‌///آری، کسی که بدی‌ای را به دست آورد و خطایش او را در برگرفت، اینان همراهان آتشند، (و) ایشان در آن ماندگارند. quran_en_fa But those who have faith and work righteousness, they are companions of the Garden: Therein shall they abide (For ever). و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، اهل بهشت اند و در آن جاودانه‌اند.///و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، اهل بهشت اند و در آن جاودانه‌اند.///و آنان که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند، اهل بهشتند و در آن جاویدان.///و آنان که ایمان آوردند و عمل صالح کردند، اهل بهشتند و ایشان در آن جاودانند///و کسانى که ایمان آورده، و کارهاى شایسته کرده‌اند، آنان اهل بهشتند، و در آن جاودان خواهند ماند.///و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‌اند، آنان اهل بهشتند و در آن جاودانه خواهند ماند.///و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند آنان اهل بهشتند و پیوسته در بهشت جاوید متنعم خواهند بود.///و کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، بهشتی‌اند و جاودانه در آن ماندگاراند///و آنها که ایمان آورده، و کارهای شایسته انجام داده‌اند، آنان اهل بهشتند؛ و همیشه در آن خواهند ماند.///و آنانکه ایمان آوردند و کردارهای نیک کردند آنانند یاران بهشت ایشانند در آن جاودانان‌///و کسانی که ایمان آوردند، و کارهای شایسته (ی ایمان) کردند، اینان بهشتیانند؛ ایشان در آن جاودانند. quran_en_fa And remember We took a covenant from the Children of Israel (to this effect): Worship none but Allah; treat with kindness your parents and kindred, and orphans and those in need; speak fair to the people; be steadfast in prayer; and practise regular charity. Then did ye turn back, except a few among you, and ye backslide (even now). و [یاد کنید] زمانی که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خدا را نپرستید، و به پدر و مادر و خویشان ویتیمان ومستمندان نیکی کنید، و با مردم با خوش زبانی سخن گویید، و نماز را بر پا دارید، و زکات بپردازید، سپس همه شما جز اندکی [از پیمان خدا] روی گردانیدید؛ و شما [به طور عادت] روی گردان هستید.///و [یاد کنید] زمانی که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خدا را نپرستید، و به پدر و مادر و خویشان ویتیمان ومستمندان نیکی کنید، و با مردم با خوش زبانی سخن گویید، و نماز را بر پا دارید، و زکات بپردازید، سپس همه شما جز اندکی [از پیمان خدا] روی گردانیدید؛ و شما [به طور عادت] روی گردان هستید.///به یاد آرید آن هنگام را که از بنى اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خدا را نپرستید و به پدر و مادر و خویشاوندان آن و یتیمان و درویشان نیکى کنید و به مردمان سخن نیک گویید و نماز بخوانید و زکات بدهید. ولى جز اندکى از شما، پشت کردید و شمایید روى‌گردانندگان.///و [یاد کن‌] آن‌گاه که از بنى اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خدا را نپرستید و به پدر و مادر و یتیمان و بینوایان نیکى کنید و با مردم، نیکو سخن گویید و نماز به پا دارید و زکات بدهید، آن‌گاه جز تعدادى اندک از شما با حالت اعراض به آن پشت کردید///و چون از فرزندان اسرائیل پیمان محکم گرفتیم که: «جز خدا را نپرستید، و به پدر و مادر، و خویشان و یتیمان و مستمندان احسان کنید، و با مردم [به زبان‌] خوش سخن بگویید، و نماز را به پا دارید، و زکات را بدهید»؛ آنگاه، جز اندکى از شما، [همگى‌] به حالت اعراض روى برتافتید.///و [به یاد آرید] زمانى که از بنى‌اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند یگانه را پرستش نکنید و به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و بینوایان، احسان کنید و با مردم، به زبان خوش سخن بگویید و نماز را برپاى دارید و زکات بدهید. اما شما جز عده‌ى کمى، [از این پیمان] سرپیچى کردید و [از وفاى به آن] روى‌گردان شدید.///و (یاد آرید) هنگامی که از بنی اسرائیل عهد گرفتیم که جز خدای را نپرستید و نیکی کنید درباره پدر و مادر و خویشان و یتیمان و فقیران، و به زبان خوش با مردم تکلم کنید و نماز به پای دارید و زکات (مال خود) بدهید، پس شما عهد شکسته و روی گردانیدید جز چند نفری، و شمایید که از حکم خدا برگشتید.///و یاد کنید که از بنی‌اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند را نپرستید و به پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و بینوایان نیکی کنید و با مردم به زبان خوش سخن بگویید و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید، سپس جز اندکی از شما [بقیه‌] سر برتافته و رویگردان شدید///و (به یاد آورید) زمانی را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند یگانه را پرستش نکنید؛ و به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و بینوایان نیکی کنید؛ و به مردم نیک بگویید؛ نماز را برپا دارید؛ و زکات بدهید. سپس (با اینکه پیمان بسته بودید) همه شما -جز عده کمی- سرپیچی کردید؛ و (از وفای به پیمان خود) روی‌گردان شدید.///و هنگامی که گرفتیم پیمان بنی اسرائیل را که پرستش نکنید جز خدا را و به والدین نیکی را و به نزدیکان و یتیمان و بینوایان و بگوئید با مردم گفتاری نیک و برپا دارید نماز را و بدهید زکات را سپس پشت کردید جز کمی از شما حالی که بودید روی‌گردانان‌///و چون از فرزندان اسراییل پیمان گرفتیم (که): «جز خدا را نپرستید، و به پدر و مادر و نزدیکترین خویشان و یتیمان و مستمندان احسان کنید، و برای مردمان با (زبان) خوشی سخن بگویید و نماز را به پا دارید و زکات بدهید.» سپس - بجز اندکی از شما - (همگی) به حالت اعراض کنندگان (از پیمان الهی) روی برتافتید quran_en_fa And remember We took your covenant (to this effect): Shed no blood amongst you, nor turn out your own people from your homes: and this ye solemnly ratified, and to this ye can bear witness. و [یاد کنید] هنگامی که از شما پیمان گرفتیم که خون همدیگر را نریزید، و یکدیگر را از خانه‌های خود آواره نکنید، سپس [به پیمانتان] اقرار کردید و بر آن هم گواهی می‌دهید.///و [یاد کنید] هنگامی که از شما پیمان گرفتیم که خون همدیگر را نریزید، و یکدیگر را از خانه‌های خود آواره نکنید، سپس [به پیمانتان] اقرار کردید و بر آن هم گواهی می‌دهید.///و آن هنگام را که با شما پیمان نهادیم که خون هم مریزید و یکدیگر را از خان‌ومان آواره مسازید و شما به پیمان گردن نهادید و خود بر آن گواه هستید.///و چون از شما پیمان گرفتیم که خون یکدیگر را مریزید و یکدیگر را از خانه و دیار خویش بیرون نکنید، سپس شما [به این پیمان‌] اقرار کردید و شما گواهید///و چون از شما پیمان محکم گرفتیم که: «خون همدیگر را مریزید، و یکدیگر را از سرزمین خود بیرون نکنید»؛ سپس [به این پیمان‌] اقرار کردید، و خود گواهید.///و هنگامى که از شما پیمان گرفتیم، خون‌هاى یکدیگر را نریزید و همدیگر را از سرزمین خود بیرون نکنید، پس شما [به این پیمان] اقرار کردید و خود بر آن گواهی می‌دهید.///و (به یاد آرید) هنگامی که از شما عهد گرفتیم که خون یکدیگر را نریزید و یکدیگر را از خانه و دیار خود نرانید، پس بر آن عهد اقرار کرده و خود شما بر آن گواه می‌باشید.///و یاد کنید که از شما پیمان گرفتیم که خون یکدیگر را نریزید و یکدیگر را از خانه و کاشانه نرانید، آنگاه دیده و دانسته گردن نهادید///و هنگامی را که از شما پیمان گرفتیم که خون هم را نریزید؛ و یکدیگر را از سرزمین خود، بیرون نکنید. سپس شما اقرار کردید؛ (و بر این پیمان) گواه بودید.///و هنگامی که گرفتیم پیمان شما را که نریزید خونهای خود را و بیرون نرانید همدیگر را از دیار خویش پس اقرار کردید حالی که بودید گواهان‌///و چون (از شما) پیمانتان را گرفتیم (که): «خون یکدیگر را مریزید، و همدیگر را از خانه‌ها‌یتان بیرون نکنید.» سپس (به این پیمان) اقرار کردید، حال آنکه (خودتان) گواهید. quran_en_fa After this it is ye, the same people, who slay among yourselves, and banish a party of you from their homes; assist (Their enemies) against them, in guilt and rancour; and if they come to you as captives, ye ransom them, though it was not lawful for you to banish them. Then is it only a part of the Book that ye believe in, and do ye reject the rest? but what is the reward for those among you who behave like this but disgrace in this life?- and on the Day of Judgment they shall be consigned to the most grievous penalty. For Allah is not unmindful of what ye do. باز این شما هستید که یکدیگر را می‌کشید، و گروهی از خودتان را از خانه هایشان آواره می‌کنید، و از روی گناه و تجاوز یکدیگر را بر ضد آنان [که آواره کرده‌اید] یاری و کمک می‌دهید، و اگر آنان در حال اسارت نزد شما آیند، برای آزاد شدنشان فدیه می‌دهید، در صورتی که آواره کردنشان بر شما حرام بود. آیا به بخشی از کتاب [آسمانی] ایمان می‌آورید و به بخشی دیگر کفر می‌ورزید؟ [حرام بودن جنگ و آواره کردن را مردود می‌شمارید، و وجوب آزاد کردن هم کیشان را از اسارت قبول می‌کنید!] پس کیفر کسانی از شما که چنین تبعیضی را [در آیات خدا] روا می‌دارند، جز خواری و رسوایی در زندگی دنیا نیست، و روز قیامت به سوی سخت‌ترین عذاب بازگردانیده می‌شوند، و خدا از آنچه انجام می‌دهید، بی خبر نیست.///باز این شما هستید که یکدیگر را می‌کشید، و گروهی از خودتان را از خانه هایشان آواره می‌کنید، و از روی گناه و تجاوز یکدیگر را بر ضد آنان [که آواره کرده‌اید] یاری و کمک می‌دهید، و اگر آنان در حال اسارت نزد شما آیند، برای آزاد شدنشان فدیه می‌دهید، در صورتی که آواره کردنشان بر شما حرام بود. آیا به بخشی از کتاب [آسمانی] ایمان می‌آورید و به بخشی دیگر کفر می‌ورزید؟ [حرام بودن جنگ و آواره کردن را مردود می‌شمارید، و وجوب آزاد کردن هم کیشان را از اسارت قبول می‌کنید!] پس کیفر کسانی از شما که چنین تبعیضی را [در آیات خدا] روا می‌دارند، جز خواری و رسوایی در زندگی دنیا نیست، و روز قیامت به سوی سخت‌ترین عذاب بازگردانیده می‌شوند، و خدا از آنچه انجام می‌دهید، بی خبر نیست.///پس شما چنین جماعتى هستید که یکدیگر را مى‌کشید و گروهى از خود را از خان‌ومانشان آواره مى‌کنید و بر ضد آنها به گناه و بیداد به همدستى یکدیگر برمى خیزید و اگر به اسارت شما درآیند در برابر آزادیشان فدیه مى‌گیرید و حال آنکه بیرون راندنشان بر شما حرام بود. آیا به بعضى از کتاب ایمان مى‌آورید و بعض دیگر را انکار مى کنید؟ پاداش کسى که چنین کند در دنیا جز خوارى نیست و در روز قیامت به سخت‌ترین وجهى شکنجه مى‌شود و خدا از آنچه مى‌کنید غافل نیست.///سپس همین شما یکدیگر را مى‌کشید و جمعى از خودتان را از دیارشان آواره مى‌سازید و بر ضد آنها به گناه و دشمنى همدست مى‌شوید، و اگر به اسیرى نزدتان آیند، با دادن فدیه آزادشان مى‌کنید، در صورتى که بیرون کردنشان [از ابتدا] بر شما حرام بوده است. آیا به بخش/// [ولى‌] باز همین شما هستید که یکدیگر را مى‌کشید، و گروهى از خودتان را از دیارشان بیرون مى‌رانید، و به گناه و تجاوز، بر ضد آنان به یکدیگر کمک مى‌کنید. و اگر به اسارت پیش شما آیند، به [دادن‌] فدیه، آنان را آزاد مى‌کنید، با آنکه [نه تنها کشتن، بلکه‌] بیرون کردن آنان بر شما حرام شده است. آیا شما به پاره‌اى از کتاب [تورات‌] ایمان مى‌آورید، و به پاره‌اى کفر مى‌ورزید؟ پس جزاى هر کس از شما که چنین کند، جز خوارى در زندگى دنیا چیزى نخواهد بود، و روز رستاخیز ایشان را به سخت‌ترین عذابها باز برند، و خداوند از آنچه مى‌کنید غافل نیست.///اما این شما هستید که یکدیگر را به قتل مى‌رسانید و جمعى از خودتان را از سرزمینشان [آواره و] بیرون مى‌کنید و علیه آنان، به گناه و تجاوز همدیگر را پشتیبانى مى‌کنید. ولى اگر همانان به صورت اسیران نزد شما آیند، بازخریدشان مى‌کنید [تا آزادشان سازید] در حالى که [نه تنها کشتن، بلکه] بیرون­راندن آنها [نیز] بر شما حرام بود. آیا به بعضى از دستورات کتاب آسمانى ایمان مى‌آورید و به برخى دیگر کافر مى‌شوید؟ پس جزاى هر کس از شما که این عمل را انجام دهد، جز رسوایى در این جهان، چیزى نخواهد بود و روز قیامت به سوی سخت‌ترین عذاب روانه شوند و خداوند هرگز از آنچه انجام مى‌دهید، غافل نیست.///(با این عهد و اقرار) باز شما (به همان خوی زشت) خون یکدیگر می‌ریزید و گروهی از خودتان را از دیارشان می‌رانید و در بدکرداری و ستم بر ضعیفان همدست و پشتیبان یکدیگرید، و چون اسیر شوند برای آزادی آنها فدیه می‌دهید، در صورتی که به حکم تورات، اخراج کردن آنها بر شما حرام شده است! چرا به برخی از احکام ایمان آورده و به بعضی کافر می‌شوید؟ پس جزای چنین مردم بدکردار چیست به جز ذلت و خواری در زندگانی این جهان و بازگشتن به سخت‌ترین عذاب در روز قیامت؟ و خدا غافل از کردار شما نیست.///[ولی‌] باز همین شما هستید که همدیگر را می‌کشید و گروهی از خودتان را از خانه و کاشانه‌شان می‌رانید و به گناه و ستمگری در برابر آنان همدست می‌شوید و چون کسانی از شما اسیر می‌شوند آنان را [بر وفق حکم تورات‌] باز می‌خرید، حال آنکه راندن [و کشتن‌] آنان بر شما حرام است آیا به بخشی از کتاب [در باب بازخرید اسیران‌] ایمان می‌آورید، و به بخشی دیگر [در باب تحریم کشتار] ایمان نمی‌آورید؟ کیفر کسی که چنین کند چیست جز خفت و خواری در زندگانی دنیا و در روز قیامت ایشان را به سخت‌ترین عذابها بازبرند و خدا از آنچه می‌کنید غافل نیست‌///اما این شما هستید که یکدیگر را می‌کشید و جمعی از خودتان را از سرزمینشان بیرون می‌کنید؛ و در این گناه و تجاوز، به یکدیگر کمک می‌نمایید؛ (و اینها همه نقض پیمانی است که با خدا بسته‌اید) در حالی که اگر بعضی از آنها به صورت اسیران نزد شما آیند، فدیه می‌دهید و آنان را آزاد می‌سازید! با اینکه بیرون ساختن آنان بر شما حرام بود. آیا به بعضی از دستورات کتاب آسمانی ایمان می‌آورید، و به بعضی کافر می‌شوید؟! برای کسی از شما که این عمل (تبعیض در میان احکام و قوانین الهی) را انجام دهد، جز رسوایی در این جهان، چیزی نخواهد بود، و روز رستاخیز به شدیدترین عذابها گرفتار می‌شوند. و خداوند از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست.///سپس اینک شمائید که می‌کشید همدیگر را و بیرون می‌رانید گروهی را از شما از خانه‌های ایشان پشتیبانی جوئید بر ایشان به گناه و ستم و اگر بیایند شما را اسیران فدیه از ایشان دهید حالی که حرام است بر شما برون راندن ایشان آیا ایمان آرید به بعض کتاب و کفر ورزید به بعضی پس چیست کیفر آنکه این کار را کند از شما جز خواریی در زندگانی دنیا و روز قیامت برگردانیده شوند بسوی اشد عذاب و نیست خدا غافل از آنچه می‌کنید///سپس شما همان‌هایید که همدیگر را می‌کشید، و گروهی از خودتان را از خانه‌هاشان بیرون می‌رانید، در حالی که به گناه و تجاوز، بر ضد آنان یکدیگر را پشتیبانی می‌کنید، و اگر به اسارت نزدتان آیند، به (دادن) فدیه، آنان را آزاد می‌کنید، حال آنکه همان (بیرون راندنشان) بر شما حرام شده است‌؛ پس آیا به پاره‌ای از کتاب [: تورات] ایمان می‌آورید، و به پاره‌ای (هم) کفر می‌ورزید؟ پس چیست کیفرکسی از شما که چنان کند؟ جز خواری (و بی‌مقداری) در زندگی دنیا؛ و روز رستاخیز ایشان به سخت‌ترین عذاب‌ها بازگردانده می‌شوند، و خدا از آنچه می‌کنید غافل نیست. quran_en_fa These are the people who buy the life of this world at the price of the Hereafter: their penalty shall not be lightened nor shall they be helped. اینان کسانی اند که زندگی [زودگذر] دنیا را به جای آخرت خریدند؛ پس نه عذاب از آنان سبک شود و نه یاری شوند.///اینان کسانی اند که زندگی [زودگذر] دنیا را به جای آخرت خریدند؛ پس نه عذاب از آنان سبک شود و نه یاری شوند.///اینان همان کسانند که آخرت را دادند و زندگى دنیا را خریدند. از عذابشان کاسته نگردد و کس یاریشان نکند.///همین کسانند که زندگى دنیا را به بهاى آخرت خریدند، پس نه عذابشان تخفیف داده شود و نه یارى شوند///همین کسانند که زندگى دنیا را به [بهاى‌] جهان دیگر خریدند. پس نه عذاب آنان سبک گردد، و نه ایشان یارى شوند.///آنها کسانى هستند که زندگى دنیا را به بهاى [از دست دادن] آخرت خریده‌اند، از این رو از عذاب آنها کاسته نمى‌شود و آنها یارى نخواهند شد.///اینان همان کسانند که (متاع دو روزه) دنیا را خریده و ملک ابدی آخرت را فروختند، پس (در آخرت) عذاب آنها تخفیف نیابد و هیچ یاوری نخواهند داشت.///اینان کسانی هستند که زندگانی دنیا را به بهای آخرت خریدند، از این روی عذاب آنها کاسته نشود و یاری نبینند///اینها همان کسانند که آخرت را به زندگی دنیا فروخته‌اند؛ از این رو عذاب آنها تخفیف داده نمی‌شود؛ و کسی آنها را یاری نخواهد کرد.///آنانند که خریدند زندگانی دنیا را به آخرت پس سبک نشود از ایشان عذاب و نه یاری شوند///اینانند کسانی که زندگی (ناچیز) دنیا را به (بهای) آخرت خریدند، (که به همان بسنده کردند) پس نه عذاب از آنان تخفیف داده می‌شود، و نه ایشان یاری می‌شوند. quran_en_fa We gave Moses the Book and followed him up with a succession of messengers; We gave Jesus the son of Mary Clear (Signs) and strengthened him with the holy spirit. Is it that whenever there comes to you a messenger with what ye yourselves desire not, ye are puffed up with pride?- Some ye called impostors, and others ye slay! و یقینا ما به موسی کتاب دادیم و پس از او پیامبرانی به دنبال هم فرستادیم، و به عیسی بن مریم دلایل روشن و آشکار عطا نمودیم، و او را به وسیله روح القدس توانایی بخشیدیم؛ پس چرا هرگاه پیامبری آیین و احکامی که مطابق هوا و هوستان نبود برای شما آورد، سرکشی کردید؟ پس [نبوت] گروهی را تکذیب نمودید وگروهی را می‌کشتید.///و یقینا ما به موسی کتاب دادیم و پس از او پیامبرانی به دنبال هم فرستادیم، و به عیسی بن مریم دلایل روشن و آشکار عطا نمودیم، و او را به وسیله روح القدس توانایی بخشیدیم؛ پس چرا هرگاه پیامبری آیین و احکامی که مطابق هوا و هوستان نبود برای شما آورد، سرکشی کردید؟ پس [نبوت] گروهی را تکذیب نمودید وگروهی را می‌کشتید.///به تحقیق موسى را کتاب دادیم و از پى او پیامبران فرستادیم. و به عیسى بن مریم دلیلهاى روشن عنایت کردیم و او را به روح‌القدس تأیید نمودیم. و هرگاه پیامبرى آمد و چیزهایى آورد که پسند نفس شما نبود سرکشى کردید، و گروهى را دروغگو خواندید و گروهى را کشتید.///و البته به موسى کتاب دادیم و پیامبرانى را از پى او فرستادیم و به عیسى بن مریم حجت‌هاى روشن عطا کردیم و او را با روح القدس تأیید نمودیم. پس آیا هر بار پیامبرى چیزى برایتان آورد که دلخواه شما نبود تکبر ورزیدید پس گروهى را تکذیب کردید و گروهى را مى‌کش///و همانا به موسى کتاب [تورات‌] را دادیم، و پس از او پیامبرانى را پشت سر هم فرستادیم، و عیسى پسر مریم را معجزه‌هاى آشکار بخشیدیم، و او را با «روح القدس» تأیید کردیم؛ پس چرا هر گاه پیامبرى چیزى را که خوشایند شما نبود برایتان آورد، کبر ورزیدید؟ گروهى را دروغگو خواندید و گروهى را کشتید.///و به موسى کتاب [تورات] دادیم و از پس او پیامبرانى پى در پى فرستادیم و به عیسى‌بن‌مریم [معجزات و] دلایل روشن بخشیدیم و او را با روح‌القدس، تأیید و یارى نمودیم. پس چرا هرگاه پیامبرى چیزى بر خلاف هواى نفس شما آورد، در برابر او تکبر ورزیدید، [و به جاى ایمان آوردن به او] جمعى را تکذیب کردید و جمعى را به قتل رساندید؟!///و ما به موسی کتاب تورات عطا کردیم و از پی او پیغمبران فرستادیم و عیسی پسر مریم را به معجزات و ادله روشن، حجتها دادیم و او را به واسطه روح القدس توانایی بخشیدیم. آیا هر پیغمبری که از جانب خدا اوامری بر خلاف هوای نفس شما آرد گردنفرازی و سرپیچی نموده و (از راه حسد) گروهی را تکذیب کرده و جمعی را به قتل می‌رسانید؟!///به موسی کتاب آسمانی دادیم و از پی او پیامبران فرستادیم، و معجزات آشکاری به عیسی بن مریم بخشیدیم و او را به روح القدس یاری دادیم، پس چرا هرگاه که پیامبری احکامی بر خلاف دلخواه شما برایتان آورد، سرکشی کردید و گروهی را دروغگو انگاشتید و گروهی را کشتید؟///ما به موسی کتاب (تورات) دادیم؛ و بعد از او، پیامبرانی پشت سر هم فرستادیم؛ و به عیسی بن مریم دلایل روشن دادیم؛ و او را به وسیله روح القدس تأیید کردیم. آیا چنین نیست که هر زمان، پیامبری چیزی بر خلاف هوای نفس شما آورد، در برابر او تکبر کردید (و از ایمان آوردن به او خودداری نمودید)؛ پس عده‌ای را تکذیب کرده، و جمعی را به قتل رساندید؟!///همانا دادیم به موسی کتاب را و در پی آوردیم پس از وی پیمبران را و دادیم عیسی بن مریم را بینات و مؤیدش داشتیم به روح‌القدس آیا هرگاه بیاید شما را پیمبری بدانچه نپسندد نفوستان سرکشی کردید پس گروهی را تکذیب کردید و گروهی را می‌کشتید///و همانا به موسی کتاب [: تورات] را به‌راستی دادیم، و پس از او پیامبرانی (از اسرائیلیان) را پشت سر هم فرستادیم، و به عیسی پسر مریم نشانه‌های آشکار دادیم، و او را با «روح‌القدس‌» تأیید کردیم‌؛ پس چرا هر گاه پیامبری چیزی را که خوشایندتان نیست برایتان آورد، کبر ورزیدید؟ پس گروهی را تکذیب کردید، و گروهی را هم می‌کشید. quran_en_fa They say, "Our hearts are the wrappings (which preserve Allah's Word: we need no more)." Nay, Allah's curse is on them for their blasphemy: Little is it they believe. و گفتند: دل‌های ما در غلاف و پوشش است [به این علت کلام تو را نمی‌فهمیم، ولی چنین نیست که می‌گویند] بلکه خدا به سبب کفرشان آنان را از رحمتش دور کرده [در نتیجه از پذیرفتن اسلام خودداری می‌کنند] پس اندکی ایمان می‌آورند.///و گفتند: دل‌های ما در غلاف و پوشش است [به این علت کلام تو را نمی‌فهمیم، ولی چنین نیست که می‌گویند] بلکه خدا به سبب کفرشان آنان را از رحمتش دور کرده [در نتیجه از پذیرفتن اسلام خودداری می‌کنند] پس اندکی ایمان می‌آورند.///گفتند: دلهاى ما در حجاب است. نه، خدا آنان را به سبب کفرى که مى ورزند مطرود ساخته و چه اندک ایمان مى‌آورند.///و گفتند: دل‌هاى ما در نیام است. [این طور نیست‌] بلکه خدا به سبب کفرشان لعن [و طرد] شان کرده، پس خیلى کم ایمان مى‌آورند///و گفتند: «دلهاى ما در غلاف است.» [نه، چنین نیست‌] بلکه خدا به سزاى کفرشان، لعنتشان کرده است. پس آنان که ایمان مى‌آورند چه اندک‌شماره‌اند.///و آنها [از روى استهزا به پیامبران] گفتند: «دل‌هاى ما در غلاف است [و ما از گفته‌هاى شما چیزى نمى‌فهمیم].» چنین نیست، بلکه خداوند به سبب کفرشان، آنها را از رحمت خود دور ساخته [و چیزى درک نمى‌کنند]، پس اندکى ایمان مى‌آورند.///و (آن گروه به پیغمبران) گفتند: دلهای ما در حجاب (غفلت) است (چیزی از سخنان شما در نمی‌یابد). (چنین نیست که گفتند) بلکه خدا بر آنها لعن فرمود، زیرا کافر شدند و میانشان اهل ایمان کم بود.///و گفتند دلهای ما در پوشش است، [چنین نیست‌] بلکه خداوند به کیفر کفرشان ایشان را لعنت کرده است، از این روی اندکی ایمان می‌آورند///و (آنها از روی استهزا) گفتند: دلهای ما در غلاف است! (و ما از گفته تو چیزی نمی‌فهمیم. آری، همین طور است!) خداوند آنها را به خاطر کفرشان، از رحمت خود دور ساخته، (به همین دلیل، چیزی درک نمی‌کنند؛) و کمتر ایمان می‌آورند.///و گفتند دلهای ما نهان در پرده است بلکه لعنت کرد خدا ایشان را به کفرشان پس به کمی ایمان آرند///و گفتند: «دل‌های ما را پوششی (فراگرفته) است.» (چنان نیست بلکه آنان به خوبی می‌فهمند؛) بلکه خدا به سزای کفرشان لعنتشان کرده است‌. پس چه اندک ایمان می‌آورند. quran_en_fa And when there comes to them a Book from Allah, confirming what is with them,- although from of old they had prayed for victory against those without Faith,- when there comes to them that which they (should) have recognised, they refuse to believe in it but the curse of Allah is on those without Faith. و هنگامی که برای آنان از سوی خدا کتابی [چون قرآن] آمد که تصدیق کننده توراتی است که با آنان است، و همواره پیش از نزولش به خودشان [در سایه ایمان به آن] مژده پیروزی بر کافران می‌دادند، پس [با این وصف] زمانی که قرآن [که پیش از نزولش آن را با پیشگویی تورات می‌شناختند] نزد آنان آمد، به آن کافر شدند؛ پس لعنت خدا بر کافران باد.///و هنگامی که برای آنان از سوی خدا کتابی [چون قرآن] آمد که تصدیق کننده توراتی است که با آنان است، و همواره پیش از نزولش به خودشان [در سایه ایمان به آن] مژده پیروزی بر کافران می‌دادند، پس [با این وصف] زمانی که قرآن [که پیش از نزولش آن را با پیشگویی تورات می‌شناختند] نزد آنان آمد، به آن کافر شدند؛ پس لعنت خدا بر کافران باد.///و چون ایشان را از جانب خدا کتابى آمد، و او را شناختند، هر چند کتابشان را هم تصدیق کرده بود، و با آنکه زان پیش خواستار پیروزى بر کافران بودند، به او ایمان نیاوردند، که لعنت خدا بر کافران باد.///و هنگامى که از جانب خدا کتابى برایشان آمد که آنچه را با خود داشتند تأیید مى‌کرد، و از پیش [با آن‌] بر کفار پیروزى مى‌جستند، ولى همین که آنچه را مى‌شناختند برایشان آمد، انکارش کردند. پس لعنت خدا بر کافران///و هنگامى که از جانب خداوند کتابى که مؤید آنچه نزد آنان است برایشان آمد، و از دیرباز [در انتظارش‌] بر کسانى که کافر شده بودند پیروزى مى‌جستند؛ ولى همین که آنچه [که اوصافش‌] را مى‌شناختند برایشان آمد، انکارش کردند. پس لعنت خدا بر کافران باد.///و چون از سوى خداوند، کتابى براى آنها آمد که نشانه‌هایى را که در کتابشان آمده است، راست مى‌شمرد، و پیش از این به خود نوید مى‌دادند [که با کمک پیامبر جدید] بر کافران پیروز گردند، با این همه، هنگامى که این [کتاب، و پیامبرى] را که شناخته بودند، نزد آنان آمد، به او کافر شدند، پس لعنت خدا بر کافران باد!///و چون کتاب آسمانی قرآن از نزد خدا برای هدایت آنها آمد با وجودی که کتاب (تورات) آنان را تصدیق می‌کرد و با آنکه خود آنها پیش از بعثت (پیامبر اسلام) انتظار غلبه بر کافران داشتند، آن گاه که آمد و شناختند (که همان پیغمبر موعود است) باز به او کافر شدند (و از نعمت وجود او ناسپاسی کردند)، پس خشم خدا بر کافران باد.///و آنگاه که کتابی از سوی خداوند برای آنان آمد که همخوان با کتابشان بود، با آنکه پیش از آن در برابر کافران [از فرارسیدن پیامبر اسلام و قرآن‌] یاری می‌جستند، چون آنچه [از پیش‌] می‌شناختند به نزدشان آمد، آن را انکار کردند، لعنت الهی بر کافران است‌///و هنگامی که از طرف خداوند، کتابی برای آنها آمد که موافق نشانه‌هایی بود که با خود داشتند، و پیش از این، به خود نوید پیروزی بر کافران می‌دادند (که با کمک آن، بر دشمنان پیروز گردند.) با این همه، هنگامی که این کتاب، و پیامبری را که از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد، به او کافر شدند؛ لعنت خدا بر کافران باد!///هنگامی که بیامدشان کتابی از نزد خدا که مصدق بود آنچه را با ایشان است و بودند از پیش پیروزی می‌جستند بر آنان که کفر ورزیدند تا گاهی که بیامدشان بشناختند آنچه کافر شدند بدان پس لعنت خدا باد بر کافران‌///و هنگامی که از طرف خداوند، کتابی برای آنها آمد که موافق نشانه‌هایی بود که با خود داشتند، و پیش از این، به خود نوید پیروزی بر کافران می‌دادند (که با کمک آن، بر دشمنان پیروز گردند.) با این همه، هنگامی که این کتاب، و پیامبری را که از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد، به او کافر شدند؛ لعنت خدا بر کافران باد! quran_en_fa Miserable is the price for which they have sold their souls, in that they deny (the revelation) which Allah has sent down, in insolent envy that Allah of His Grace should send it to any of His servants He pleases: Thus have they drawn on themselves Wrath upon Wrath. And humiliating is the punishment of those who reject Faith. بد چیزی است آنچه خود را به آن فروختند که کفر ورزیدن از روی حسادت به کتابی است که خدا نازل کرده [معترضانه می‌گویند:] چرا خدا از فضل و احسانش به هر که از بندگانش بخواهد [کتاب آسمانی] نازل می‌کند، پس آنان به خشمی بر روی خشمی سزاوار شدند. و برای کافران عذابی خوار کننده است.///بد چیزی است آنچه خود را به آن فروختند که کفر ورزیدن از روی حسادت به کتابی است که خدا نازل کرده [معترضانه می‌گویند:] چرا خدا از فضل و احسانش به هر که از بندگانش بخواهد [کتاب آسمانی] نازل می‌کند، پس آنان به خشمی بر روی خشمی سزاوار شدند. و برای کافران عذابی خوار کننده است.///با خود، بد معامله‌اى کردند آنگاه که از حسد به کتاب خدا کافر شدند و از اینکه خدا فضل و کرم خویش را به هر کس از بندگان خود که بخواهد ارزانى مى‌دارد حسد بردند و قرین خشمى افزون بر خشم دیگر شدند، و کافران را عذابى است خوارکننده.///چه بد معامله‌اى است که خود را به بهاى کافر شدن به آیات الهى فروختند، از روى حسد به این که خدا از فضل خویش به هر کس از بندگانش که بخواهد [وحى‌] نازل مى‌کند. از این رو به خشمى بر خشم دیگر گرفتار آمدند، و براى کافران عذابى خفت بار است///وه که به چه بد بهایى خود را فروختند که به آنچه خدا نازل کرده بود از سر رشک انکار آوردند، که چرا خداوند از فضل خویش بر هر کس از بندگانش که بخواهد [آیاتى‌] فرو مى‌فرستد. پس به خشمى بر خشم دیگر گرفتار آمدند. و براى کافران عذابى خفت‌آور است.///چه بد است آنچه که خویشتن را به آن فروختند، که از روى حسد، به آیاتى که خدا فرستاده بود، کافر شدند [و گفتند]: «چرا خداوند از فضل خویش بر هر کس از بندگانش که بخواهد، [آیاتش را] نازل مى‌کند؟!» پس به قهر پى در پى الهى گرفتار شدند. و براى کافران، مجازاتى خوارکننده است.///بد معامله‌ای با خود کردند که به نعمت قرآن که خداوند بر آنها نازل کرد کافر شدند از روی حسد و ستمگری که چرا خدا فضل خود را مخصوص بعضی از بندگان گرداند (چرا پیامبری از غیر بنی اسرائیل برانگیخته)؟! و به واسطه این حسد باز خشم دیگری از خدای برای خود گرفتند، و برای کافران عذاب خواری مهیاست.///بدا بدانچه به جان خریدند که آنچه خدا فرستاده بود از این رشک که [چرا] خداوند فضل خویش را بر هر کس از بندگانش که بخواهد ارزانی می‌دارد، انکار کردند، پس سزاوار خشم اندر خشم شدند و کافران عذابی خفت‌بار [در پیش‌] دارند///ولی آنها در مقابل بهای بدی، خود را فروختند؛ که به ناروا، به آیاتی که خدا فرستاده بود، کافر شدند. و معترض بودند، چرا خداوند به فضل خویش، بر هر کس از بندگانش بخواهد، آیات خود را نازل می‌کند؟! از این رو به خشمی بعد از خشمی (از سوی خدا) گرفتار شدند. و برای کافران مجازاتی خوارکننده است.///چه زشت است آنچه بدان فروختند نفوس خود را که کفر ورزند بدانچه فرستاده است خدا به ستمگری که چرا می‌فرستد از فضلش بر هر که از بندگانش که خواهد پس جلب کردند بر خود غضبی را بر غضبی و کافران را است عذابی خوارکننده‌///بدا (به) آنچه خود (آلوده به شهوات) شان را با آن خریدند. همانا به آنچه خدا نازل کرد از سر ستم و تجاوز، کفر می‌ورزند که (چرا) خدا از فضل خویش بر هر کس از بندگانش بخواهد کتابی وحیانی فرو می‌فرستد؛ پس به خشمی (افزون) بر خشمی دیگر بازگشتند. و برای کافران عذابی خوارکننده است. quran_en_fa When it is said to them, "Believe in what Allah Hath sent down, "they say, "We believe in what was sent down to us:" yet they reject all besides, even if it be Truth confirming what is with them. Say: "Why then have ye slain the prophets of Allah in times gone by, if ye did indeed believe?" هنگامی که به آنان گویند: به آنچه که خدا [بر پیامبر اسلام] نازل کرده ایمان آورید، گویند: به توراتی که بر خود ما یهودیان نازل شده ایمان می‌آوریم و به غیر آن در حالی که حق است و تصدیق کننده توراتی است که با آنان است، کفر می‌ورزند. بگو: اگر شما [از روی درستی و راستی به تورات] مؤمن بودید، پس چرا پیش از این پیامبران خدا را می‌کشتید؟///هنگامی که به آنان گویند: به آنچه که خدا [بر پیامبر اسلام] نازل کرده ایمان آورید، گویند: به توراتی که بر خود ما یهودیان نازل شده ایمان می‌آوریم و به غیر آن در حالی که حق است و تصدیق کننده توراتی است که با آنان است، کفر می‌ورزند. بگو: اگر شما [از روی درستی و راستی به تورات] مؤمن بودید، پس چرا پیش از این پیامبران خدا را می‌کشتید؟///و چون به آنها گفته شود که به آنچه خدا نازل کرده است ایمان بیاورید، مى‌گویند: ما به آنچه بر خودمان نازل شده است ایمان مى آوریم. و به غیر آن هر چند با حقیقت همراه باشد و کتابشان را هم تصدیق کند، ایمان نمى‌آورند. بگو: اگر شما ایمان آورده بودید، از چه روى پیامبران خدا را پیش از این مى‌کشتید؟///و چون به آنها گفته شود: بدانچه خدا نازل کرده ایمان آورید، گویند: ما به آنچه بر خودمان نازل شده ایمان داریم، و غیر آن را منکر مى‌شوند در حالى که حق همان است و آنچه را که نزدشان است تصدیق مى‌کند. بگو: اگر [به تورات‌] ایمان دارید، پس چرا پیش از این پیام///و چون به آنان گفته شود: «به آنچه خدا نازل کرده ایمان آورید»، مى‌گویند: «ما به آنچه بر [پیامبر] خودمان نازل شده ایمان مى‌آوریم.» و غیر آن را -با آنکه [کاملا] حق و مؤید همان چیزى است که با آنان است- انکار مى‌کنند. بگو: «اگر مؤمن بودید، پس چرا پیش از این، پیامبران خدا را مى‌کشتید؟»///و هنگامى که به آنها گفته شود: «به آنچه خداوند نازل کرده، ایمان آورید.» می‌گویند: «ما تنها به چیزى ایمان مى‌آوریم که بر [پیامبر] خودمان نازل شده باشد.» و به غیر آن کافر مى‌شوند، در حالى که آن [قرآن] حق است و آنچه را [از نشانه­های آن] در کتاب ایشان آمده است، تصدیق مى‌کند. بگو: «اگر [به آیاتى که بر خودتان نازل شده] مؤمن بودید، پس چرا پیامبران خدا را پیش از این به قتل مى‌رساندید؟!»///و چون به یهود گویند: به قرآن که خدا فرستاده ایمان آرید، پاسخ دهند که تنها به تورات که بر ما نازل شده ایمان آوریم، و به غیر تورات کافر می‌شوند، در صورتی که قرآن کتاب حق است و کتاب آنها را تصدیق می‌کند. بگو: اگر شما در دعوی ایمان به تورات راستگویید پس چرا پیغمبران پیشین را می‌کشتید؟///و چون به ایشان گفته شود به آنچه خداوند فروفرستاده است [قرآن‌] ایمان آورید، گویند به آنچه بر [پیامبر] خودمان نازل شده است ایمان می‌آوریم، و آنچه جز آن است، انکار می‌کنند، حال آنکه آن [کتاب‌] حق و همخوان کتاب آنهاست بگو اگر مؤمنید پس چرا پیامبران الهی را در گذشته می‌کشتید؟///و هنگامی که به آنها گفته شود: «به آنچه خداوند نازل فرموده، ایمان بیاورید!» می‌گویند: «ما به چیزی ایمان می‌آوریم که بر خود ما نازل شده است.» و به غیر آن، کافر می‌شوند؛ در حالی که حق است؛ و آیاتی را که بر آنها نازل شده، تصدیق می‌کند. بگو: «اگر (راست می‌گویید، و به آیاتی که بر خودتان نازل شده) ایمان دارید، پس چرا پیامبران خدا را پیش از این، به قتل می‌رساندید؟!»///و هرگاه گفته شود بدانان ایمان آرید بدانچه خدا فرستاده است گویند ایمان آوریم بدانچه فرو شده است بر ما و کفر ورزند به ماورای آن حالی که آن است حق تصدیق‌کننده آنچه با ایشان است بگو پس چرا می‌کشتید پیمبران خدا را از پیش اگر هستید مؤمنان‌///و هنگامی که به آنان گفته شود: «به آنچه خدا نازل کرده ایمان بیاورید،» گویند: «ما به آنچه بر (پیامبران) مان نازل شده ایمان می‌آوریم.» در حالی که به غیر آن [: قرآن] کفر می‌ورزند، حال آنکه همان تمام حق است و تصدیق‌کننده‌ی همان چیزی است که با آنان است. بگو: «اگر مؤمن بوده‌اید، پس چرا از پیش، پیامبران خدا را (و اینک رسالتش را) می‌کشید؟» quran_en_fa There came to you Moses with clear (Signs); yet ye worshipped the calf (Even) after that, and ye did behave wrongfully. و قطعا موسی برای شما معجزات و دلایلی روشن آورد، سپس شما پس از [رفتن] او [به کوه طور] گوساله را معبود خود گرفتید، در حالی که [به خود و دلایل آشکار و روشن حق] ستمکار بودید.///و قطعا موسی برای شما معجزات و دلایلی روشن آورد، سپس شما پس از [رفتن] او [به کوه طور] گوساله را معبود خود گرفتید، در حالی که [به خود و دلایل آشکار و روشن حق] ستمکار بودید.///موسى با دلیلهاى روشن خویش به هدایت شما آمد و شما ستمکاران، پس از او به گوساله گرویدید.///و محققا موسى حجت‌هاى روشن را براى شما آورد، ولى شما در غیاب او گوساله را [معبود] گرفتید و شما ستمکار بودید///و قطعا موسى براى شما معجزات آشکارى آورد، سپس آن گوساله را در غیاب وى [به خدایى‌] گرفتید، و ستمکار شدید.///و موسى [آن همه دلایل روشن و] معجزات براى شما آورد، ولى شما پس از [غیبت] او گوساله را [به خدایى] گرفتید، در حالى که ستمکار بودید.///و با آن همه آیات و معجزات روشن که موسی برای شما آشکار نمود باز گوساله پرستی اختیار کردید، و شما مردمی سخت ظالم و ستمکارید.///و موسی آن معجزات روشن را برای شما آورد، سپس در غیاب او شما بیدادگرانه گوساله‌پرستی کردید///و (نیز) موسی آن همه معجزات را برای شما آورد، و شما پس از (غیبت) او، گوساله را انتخاب کردید؛ در حالی که ستمگر بودید.///و همانا بیامد شما را موسی با بینات پس برگرفتید گوساله را پس از او حالی که بودید ستمگران‌///و همانا موسی برای شما به‌راستی نشانه‌های آشکار آورد، سپس گوساله را پس از (رفتن) وی (با خدا شریک) گرفتید، در حالی که شما ستمکارانید. quran_en_fa And remember We took your covenant and We raised above you (the towering height) of Mount (Sinai): (Saying): "Hold firmly to what We have given you, and hearken (to the Law)": They said:" We hear, and we disobey:" And they had to drink into their hearts (of the taint) of the calf because of their Faithlessness. Say: "Vile indeed are the behests of your Faith if ye have any faith!" و [یاد کنید] زمانی که از شما [برای پیروی از موسی] پیمان گرفتیم، و کوه طور را بالای سرتان برافراشتیم [و گفتیم:] آنچه را [چون تورات] به شما دادیم با قدرت و قوت دریافت کنید [و دستورهای ما و پیامبرتان را بشنوید، به ظاهر] گفتند: شنیدیم و [در باطن گفتند:] نافرمانی کردیم. و به سبب کفرشان دوستی گوساله با دل هایشان در آمیخت. بگو: اگر شما مؤمن هستید [و ایمانتان شما را به این همه ظلم و جنایت و فساد فرمان می‌دهد] پس بد چیزی است آنچه ایمانتان به آن فرمان می‌دهد.///و [یاد کنید] زمانی که از شما [برای پیروی از موسی] پیمان گرفتیم، و کوه طور را بالای سرتان برافراشتیم [و گفتیم:] آنچه را [چون تورات] به شما دادیم با قدرت و قوت دریافت کنید [و دستورهای ما و پیامبرتان را بشنوید، به ظاهر] گفتند: شنیدیم و [در باطن گفتند:] نافرمانی کردیم. و به سبب کفرشان دوستی گوساله با دل هایشان در آمیخت. بگو: اگر شما مؤمن هستید [و ایمانتان شما را به این همه ظلم و جنایت و فساد فرمان می‌دهد] پس بد چیزی است آنچه ایمانتان به آن فرمان می‌دهد.///و با شما پیمان بستیم و کوه طور را بر فراز سرتان بداشتیم. اکنون آنچه را که برایتان فرستاده‌ایم با ایمان استوار بگیرید و کلام خدا را بشنوید. گفتند: شنیدیم و به کار نخواهیم بست. بر اثر کفرشان عشق گوساله در دلشان جاى گرفت. بگو: اگر بدانچه مى‌گویید باور دارید، باورتان شما را به بدکارى وا مى‌دارد.///و آن‌گاه که از شما پیمان گرفتیم و کوه طور را [به علامت جدیت موضوع‌] بر فرازتان بداشتیم [و گفتیم:] آنچه به شما داده‌ایم محکم بگیرید و گوش فرا دهید. گفتند: شنیدیم و [به دل گفتند] نافرمانى کردیم! آرى، در اثر کفرشان دل به گوساله باختند. بگو: اگر دعوى ای///و آنگاه که از شما پیمان محکم گرفتیم، و [کوه‌] طور را بر فراز شما برافراشتیم، [و گفتیم:] «آنچه را به شما داده‌ایم به جد و جهد بگیرید، و [به دستورهاى آن‌] گوش فرا دهید.» گفتند: «شنیدیم و نافرمانى کردیم.» و بر اثر کفرشان، [مهر] گوساله در دلشان سرشته شد. بگو: «اگر مؤمنید [بدانید که‌] ایمانتان شما را به بد چیزى وامى‌دارد.»///و آن‌گاه که از شما پیمان گرفتیم و کوه طور را بر فراز شما بالا بردیم [و گفتیم]: «دستوراتى که به شما داده‌ایم، محکم بگیرید و گوش دهید [و عمل کنید].» [اما آنان] گفتند: «شنیدیم و نافرمانى کردیم.» و به سبب کفرشان، به [پرستش] گوساله دل باختند. بگو: «اگر ادعاى ایمان دارید، [بدانید که] ایمانتان شما را به بدچیزى فرمان مى‌دهد.»///و (به یاد آرید) وقتی که از شما پیمان گرفتیم و کوه طور را بر فراز شما بداشتیم که باید آنچه را به شما فرستادیم با ایمان محکم بپذیرید و (سخن حق) بشنوید، شما گفتید: خواهیم شنید و (در نیت گرفتید که در عمل) عصیان خواهیم کرد. و دلهای آنان از عشق به گوساله پر شد از آن رو که به خدا کافر بودند. بگو: ایمان شما سخت شما را به کار بد و کردار زشت می‌گمارد، اگر ایمان داشته باشید.///و یاد کنید که از شما پیمان گرفتیم و [کوه‌] طور را برفراز شما برافراشتیم [و گفتیم‌] آنچه به شما داده‌ایم، به جد و جهد بگیرید و گوش شنوا داشته باشید، گفتند شنیدیم و [در دل گفتند] سرپیچیدیم [و نشنیده گرفتیم‌] و بر اثر کفرشان مهر گوساله در دلشان سرشته شد، بگو اگر مؤمن باشید چه بد است آنچه «ایمان» شما به آن فرمان می‌دهد///و (به یاد آورید) زمانی را که از شما پیمان گرفتیم؛ و کوه طور را بالای سر شما برافراشتیم؛ (و گفتیم:) «این دستوراتی را که به شما داده‌ایم محکم بگیرید، و درست بشنوید!» آنها گفتند: «شنیدیم؛ ولی مخالفت کردیم.» و دلهای آنها، بر اثر کفرشان، با محبت گوساله آمیخته شد. بگو: «ایمان شما، چه فرمان بدی به شما می‌دهد، اگر ایمان دارید!»///و هنگامی که گرفتیم پیمان شما را و برافراشتیم بر فراز شما طور را بگیرید آنچه را به شما دادیم به نیرومندی و بشنوید گفتند شنیدیم و نافرمانی کردیم و نوشانیده شدند در دلهای خود گوساله را (دوستی گوساله با دلشان آمیخته شد) به کفرشان بگو چه زشت است آنچه فرمانتان دهد ایمانتان اگر هستید مؤمنان‌///و چون پیمانتان را گرفتیم و (کوه) طور را بر فرازتان برافراشتیم (و گفتیم:) «آنچه را به شما داده‌ایم با نیرویی (فزاینده) در برگیرید و (به دستورهای آن) گوش فرا دهید»، گفتند: «شنیدیم و نافرمانی کردیم.» و بر اثر کفرشان، (مهر) گوساله در دل‌ها‌شان سرشته شد. بگو: «اگر مؤمن بوده‌اید، بدا (به) آنچه ایمانتان شما را بدان فرمان می‌دهد.» quran_en_fa Say: "If the last Home, with Allah, be for you specially, and not for anyone else, then seek ye for death, if ye are sincere." بگو: اگر [آن گونه که می‌پندارید] سرای آخرت [با همه نعمت هایش] نزد خدا ویژه شماست نه مردم دیگر، پس چنانچه راستگویید مرگ را آرزو کنید.///بگو: اگر [آن گونه که می‌پندارید] سرای آخرت [با همه نعمت هایش] نزد خدا ویژه شماست نه مردم دیگر، پس چنانچه راستگویید مرگ را آرزو کنید.///بگو: اگر راست مى‌گویید که سراى آخرت نزد خدا ویژه شماست نه مردم دیگر، پس آرزوى مرگ کنید.///بگو: اگر سراى آخرت در پیشگاه خدا تنها به شما اختصاص دارد نه سایر مردم، پس آرزوى مرگ کنید اگر راست مى‌گویید///بگو: «اگر در نزد خدا، سراى بازپسین یکسر به شما اختصاص دارد، نه دیگر مردم، پس اگر راست مى‌گویید آرزوى مرگ کنید.»///بگو: «اگر [آن چنان که مدعى هستید] سراى آخرت در نزد خداوند مخصوص شماست، نه سایر مردم، پس آرزوى مرگ کنید، اگر راست مى‌گویید.»///بگو: اگر سرای آخرت را (با آن همه نعمت) خدا به شما اختصاص داده دون سایر مردم، بایستی همیشه به مرگ آرزومند باشید اگر راست می‌گویید.///بگو اگر راست می‌گویید که به حکم الهی سرای آخرت از میان همه مردم ویژه شماست، آرزوی مرگ کنید///بگو: «اگر آن (چنان که مدعی هستید) سرای دیگر در نزد خدا، مخصوص شماست نه سایر مردم، پس آرزوی مرگ کنید اگر راست می‌گویید!»///بگو اگر برای شما است خانه آخرت نزد خدا مختص شما جز مردم پس آرزوی مرگ کنید اگر هستید راستگویان‌///بگو: «اگر نزد خدا، سرای آخرت یکسره برای شما اختصاص داشته است (و) نه دیگر مردم، پس اگر (از) راستان بوده‌اید، آرزوی مرگ کنید.» quran_en_fa But they will never seek for death, on account of the (sins) which their hands have sent on before them. and Allah is well-acquainted with the wrong-doers. و آنان هرگز مرگ را به سبب گناهانی که مرتکب شده‌اند، آرزو نمی‌کنند؛ و خدا به ستمکاران داناست.///و آنان هرگز مرگ را به سبب گناهانی که مرتکب شده‌اند، آرزو نمی‌کنند؛ و خدا به ستمکاران داناست.///ولى به سبب اعمالى که مرتکب شده‌اند، هرگز آرزوى مرگ نخواهند کرد. خدا ستمکاران را مى‌شناسد.///ولى به خاطر اعمالى که از پیش فرستاده‌اند هرگز آرزوى مرگ نخواهند کرد، و خدا به [حال‌] ستمگران آگاه است///ولى به سبب کارهایى که از پیش کرده‌اند، هرگز آن را آرزو نخواهند کرد. و خدا به [حال‌] ستمگران داناست.///ولى آنها به سبب آنچه از [اعمال بد که از] پیش فرستاده‌اند، هرگز آرزوى مرگ نخواهند کرد و خداوند به حال ستمگران، آگاه است.///و هرگز آرزوی مرگ نخواهند کرد، (زیرا عذاب سخت) به واسطه کردار بد خود (برای خود در آخرت مهیا کرده‌اند)، و خدا آگاه به ستمکاران است.///و به خاطر کارهایی که کرده‌اند هرگز آن را آرزو نخواهند کرد، و خداوند به [احوال‌] ستمگران داناست‌///ولی آنها، به خاطر اعمال بدی که پیش از خود فرستاده‌اند، هرگز آرزوی مرگ نخواهند کرد؛ و خداوند از ستمگران آگاه است.///و آرزو نکندش هیچگاه بدانچه پیش آورده است دستهای ایشان و خدا عالم است به ظالمان‌///ولی به سبب آنچه با دست‌های [: نیروهای] خود از پیش فرستاده‌اند، هرگز آن را هیچ‌گاه آرزو نخواهند کرد. و خدا به (حال) ستمکاران بسی داناست. quran_en_fa Thou wilt indeed find them, of all people, most greedy of life,-even more than the idolaters: Each one of them wishes He could be given a life of a thousand years: But the grant of such life will not save him from (due) punishment. For Allah sees well all that they do. و یقینا آنان را حریص‌ترین مردم به زندگی [دراز مدت] خواهی یافت و [حتی حریص‌تر] از مشرکان. هر یک از آنان آرزومند است که‌ای کاش هزار سال عمرش دهند، ولی آن عمر طولانی دور کننده او از عذاب نیست؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهند، بیناست.///و یقینا آنان را حریص‌ترین مردم به زندگی [دراز مدت] خواهی یافت و [حتی حریص‌تر] از مشرکان. هر یک از آنان آرزومند است که‌ای کاش هزار سال عمرش دهند، ولی آن عمر طولانی دور کننده او از عذاب نیست؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهند، بیناست.///آنان را از مردم دیگر، حتى مشرکان، به زندگى اینجهانى حریص‌تر خواهى یافت و بعضى از کافران دوست دارند که هزار سال در این دنیا زیست کنند؛ و این عمر دراز عذاب خدا را از آنان دور نخواهد ساخت، که خدا به اعمالشان بیناست.///و مسلما آنها را حریص‌ترین مردم به زندگى [دنیا] خواهى یافت و [حتى‌] حریص‌تر از کسانى که شرک ورزیدند. هر یک از آنها خوش دارد که کاش هزار سال عمر داده مى‌شد ولى آن (عمر دراز هم) مانع عقوبت او نخواهد شد، و خدا به آنچه مى‌کنند بیناست///و آنان را مسلما آزمندترین مردم به زندگى، و [حتى حریص‌تر] از کسانى که شرک مى‌ورزند خواهى یافت. هر یک از ایشان آرزو دارد که کاش هزار سال عمر کند با آنکه اگر چنین عمرى هم به او داده شود، وى را از عذاب دور نتواند داشت. و خدا بر آنچه مى‌کنند بیناست.///[اى پیامبر!] هر آینه یهود را حریص‌ترین مردم، حتى [حریص‌تر] از مشرکان، بر زندگى [این دنیا و اندوختن ثروت] خواهى یافت، [تا آنجا که] هر یک از آنها دوست دارد هزار سال عمر کند، در حالى که [اگر] این عمر طولانى به آنان داده شود، آنان را از عذاب خداوند باز نخواهد داشت و خداوند به اعمال آنها بیناست.///و بر تو (و بر همه) پیداست که یهود به حیات مادی حریص‌تر از همه خلق‌اند، حتی از مشرکان، و از این رو هر یهودی آرزوی هزار سال عمر می‌کند، ولی عمر هزار سال هم او را از عذاب خدا نرهاند، و خدا به کردار ناپسند آنان بیناست.///و آنان را آزمندترین مردم -و نیز مشرکانبه زندگانی دنیا می‌یابی، هر یک از آنان خوش دارد که کاش هزار سال عمر دهندش، ولی این عمر یافتن، دور دارنده او از عذاب نیست، و خداوند به آنچه می‌کنند بیناست‌///و آنها را حریص‌ترین مردم -حتی حریصتر از مشرکان- بر زندگی (این دنیا، و اندوختن ثروت) خواهی یافت؛ (تا آنجا) که هر یک از آنها آرزو دارد هزار سال عمر به او داده شود! در حالی که این عمر طولانی، او را از کیفر (الهی) باز نخواهد داشت. و خداوند به اعمال آنها بیناست.///و همانا یابیشان حریص‌ترین مردم بر زندگی و از مشرکانند آنان که دوست دارد هر کدام که عمر داده شود هزار سال و نیستش دورکننده از عذاب که سالمند باشد و خدا بینا است بدانچه می‌کنند///و همواره آنان را بی‌گمان آزمندترین مردم به زندگی‌ای (دنیوی) - و (حتی) حریص‌تر از کسانی که شرک می‌ورزند - خواهی یافت. هر یک از ایشان آرزو دارد که کاش هزار سال عمر کند، حال آنکه اگر چنین عمری (هم به او) داده شود، دور کننده‌ی او از عذاب نیست‌؛ و خدا به آنچه می‌کنند بسی بیناست. quran_en_fa Say: Whoever is an enemy to Gabriel-for he brings down the (revelation) to thy heart by Allah's will, a confirmation of what went before, and guidance and glad tidings for those who believe,- [آنان می‌گویند: چون جبرئیل، وحی را برای تو می‌آورد ما با او دشمنیم؛ بنابراین به تو ایمان نمی‌آوریم] بگو: هر که دشمن جیرئیل است [دشمن خداست] زیرا او قرآن را به فرمان خدا بر قلب تو نازل کرده است، در حالی که تصدیق کننده کتاب‌های پیش از خود و هدایت وبشارت برای مؤمنان است.///[آنان می‌گویند: چون جبرئیل، وحی را برای تو می‌آورد ما با او دشمنیم؛ بنابراین به تو ایمان نمی‌آوریم] بگو: هر که دشمن جیرئیل است [دشمن خداست] زیرا او قرآن را به فرمان خدا بر قلب تو نازل کرده است، در حالی که تصدیق کننده کتاب‌های پیش از خود و هدایت وبشارت برای مؤمنان است.///به آنان که با جبریل دشمنى مى‌ورزند، بگو: اوست که این آیات را به فرمان خدا بر دل تو نازل کرده است تا کتابهاى دیگر آسمانى را تصدیق کند و براى مؤمنان رهنمون و بشارت باشد.///بگو: هر که دشمن جبرئیل باشد [در واقع دشمن خداست، چرا که‌] او قرآن را به امر خدا بر قلب تو نازل کرد که کتب آسمانى پیشین را تصدیق مى‌کند و هدایت و بشارتى براى مؤمنان است///بگو: «کسى که دشمن جبرئیل است [در واقع دشمن خداست‌] چرا که او، به فرمان خدا، قرآن را بر قلبت نازل کرده است، در حالى که مؤید [کتابهاى آسمانى‌] پیش از آن، و هدایت و بشارتى براى مؤمنان است.»///[یهود مى‌گویند: «چون فرشته‌اى که وحى بر تو نازل مى‌کند، جبرئیل است، ما به تو ایمان نمى‌آوریم.»] بگو: «هر که دشمن جبرئیل باشد [در حقیقت دشمن خداست].» چرا که او به فرمان خدا، قرآن را بر قلب تو نازل کرده است، [قرآنى] که کتب آسمانى پیشین را تصدیق مى‌کند و مایه‌ى هدایت و بشارت براى مؤمنان است.///بگو: هر کس با جبرئیل دشمن است، او به فرمان خدا قرآن را به قلب تو رسانید در حالی که تصدیق سایر کتب آسمانی می‌کند و برای اهل ایمان هدایت و بشارت است.///بگو هر کس دشمن جبرئیل باشد [بداند] که جبرئیل آن را به دستور الهی بر دل تو نازل کرده است و آن همخوان کتابهایی است که پیشاپیش آن است و راهنما و مژده‌بخش مؤمنان است‌///(آنها می‌گویند: «چون فرشته‌ای که وحی را بر تو نازل می‌کند، جبرئیل است، و ما با جبرئیل دشمن هستیم، به تو ایمان نمی‌آوریم!») بگو: «کسی که دشمن جبرئیل باشد (در حقیقت دشمن خداست) چرا که او به فرمان خدا، قرآن را بر قلب تو نازل کرده است؛ در حالی که کتب آسمانی پیشین را تصدیق می‌کند؛ و هدایت و بشارت است برای مؤمنان.»///بگو هر کس دشمن جبرئیل باشد همانا او فرود آوردش بر دلت با دستوری از خدا مصدق آنچه پیش روی آن است و هدایت و بشارتی از برای مؤمنان‌///(به یهودیان) بگو: «کسی که دشمن جبرئیل بوده است (دشمن خداست). به‌راستی او [: جبرئیل]، به فرمان خدا، آن [: قرآن] را بر قلبت نازل کرده، در حالی که تصدیق‌کننده‌ی آنچه [: از کتاب‌های آسمانی] پیش روی اوست، و هدایت و بشارتی برای مؤمنان است.» quran_en_fa Whoever is an enemy to Allah and His angels and messengers, to Gabriel and Michael,- Lo! Allah is an enemy to those who reject Faith. هر که با خدا و فرشتگان و رسولانش و جبرئیل و میکائیل دشمن باشد [کافر است]، و بی تردید خدا دشمن کافران است.///هر که با خدا و فرشتگان و رسولانش و جبرئیل و میکائیل دشمن باشد [کافر است]، و بی تردید خدا دشمن کافران است.///هر که دشمن خدا و فرشتگان او و پیامبرانش و جبریل و میکال باشد، خدا هم دشمن کافران است.///و هر که دشمن خدا و فرشتگان و فرستادگان او و جبرئیل و میکائیل باشد [کافر است و] بى‌تردید خدا دشمن کافران است///هر که دشمن خدا، و فرشتگان و فرستادگان او، و جبرئیل و میکائیل است [بداند که‌] خدا یقینا دشمن کافران است.///هر که دشمن خدا و فرشتگان و پیامبران او و جبرئیل و میکائیل باشد، [کافر است و بداند که] خداوند دشمن کافران است.///هر کس با خدا و فرشتگان و رسولان او و جبرئیل و میکائیل دشمن است (محققا کافر است و) خدا هم دشمن کافران است.///کسی که دشمن خداوند و فرشتگان او و پیامبرانش و جبرئیل و میکائیل باشد [کافر است‌] و خداوند دشمن کافران است‌///کسی که دشمن خدا و فرشتگان و رسولان او و جبرئیل و میکائیل باشد (کافر است؛ و) خداوند دشمن کافران است.///کسی که دشمن خدا و فرشتگان او و پیمبرانش و جبرئیل و میکائیل باشد همانا خداوند است دشمن کافران‌///هر کس دشمن خدا و فرشتگان و فرستادگانش و جبرئیل و میکائیل بوده است (کافر است)؛ پس خدا بی‌گمان دشمنی برای کافران است. quran_en_fa We have sent down to thee Manifest Signs (ayat); and none reject them but those who are perverse. و یقینا به سوی تو آیاتی روشن نازل کردیم، و به آنها جز فاسقان کافر نمی‌شوند.///و یقینا به سوی تو آیاتی روشن نازل کردیم، و به آنها جز فاسقان کافر نمی‌شوند.///هر آینه که بر تو آیاتى روشن نازل کردیم. و جز فاسقان کسى منکر آنها نخواهد شد.///البته ما آیات روشنگرى به سوى تو نازل کردیم و جز فاسقان منکر آن نمى‌شوند///و همانا بر تو آیاتى روشن فرو فرستادیم، و جز فاسقان [کسى‌] آنها را انکار نمى‌کند.///همانا آیات روشنى به سوى تو فرستادیم و جز فاسقان کسى به آنها کفر نمى‌ورزد.///و ما (برای اثبات پیغمبری تو) آیات و دلایل روشن به تو فرستادیم، و بجز فاسقان (و اهل عناد) کسی انکار آن نخواهد کرد.///و بر تو آیات روشنگری فرو فرستاده‌ایم، و جز نافرمانان کسی به آنها انکار نمی‌ورزد///ما نشانه‌های روشنی برای تو فرستادیم؛ و جز فاسقان کسی به آنها کفر نمی‌ورزد.///و همانا فرستادیم بسوی تو نشانیهای تابناک و کفر نورزند بدانها جز فاسقان‌///و همانا به‌راستی بر تو آیاتی روشن فرو فرستادیم، و جز فاسقان (کسانی) به آنها کافر نمی‌شوند. quran_en_fa Is it not (the case) that every time they make a covenant, some party among them throw it aside?- Nay, Most of them are faithless. آیا چنین نیست که هرگاه یهود پیمانی [با خدا و رسولانش] بستند، گروهی از آنان، آن را شکستند؟ [آنان نه فقط عهد شکنند] بلکه بیشترشان ایمان نمی‌آورند.///آیا چنین نیست که هرگاه یهود پیمانی [با خدا و رسولانش] بستند، گروهی از آنان، آن را شکستند؟ [آنان نه فقط عهد شکنند] بلکه بیشترشان ایمان نمی‌آورند.///آیا هر بار که با خدا پیمانى بستند گروهى از ایشان‌پیمان شکنى کردند؟ آرى بیشترشان ایمان نخواهند آورد.///آیا هر بار که [یهود] پیمانى بستند، گروهى از ایشان آن را دور افکندند؟ آرى، بیشترشان ایمان نمى‌آورند///و مگر نه این بود که [یهود] هر گاه پیمانى بستند، گروهى از ایشان آن را دور افکندند؟ بلکه [حقیقت این است که‌] بیشترشان ایمان نمى‌آورند.///و آیا چنین نبود که هر بار یهود پیمانى [با خدا و پیامبر] بستند، جمعى از آنان، آن را دور افکندند؟ حقیقت این است که بیشتر آنها ایمان ندارند.///برای چه هر عهد و پیمان که بستند گروهی آن را می‌شکنند؟ (نه اینان) بلکه اکثر آنها اصلا ایمان نخواهند آورد.///چرا هر گاه پیمانی بستند گروهی از آنان آن را شکستند، آری بیشتر آنان ایمان ندارند///و آیا چنین نیست که هر بار آنها [=یهود] پیمانی (با خدا و پیامبر) بستند، جمعی آن را دور افکندند (و مخالفت کردند.) آری، بیشتر آنان ایمان نمی‌آورند.///آیا هرگاه پیمانی بستند دور افکندش گروهی از ایشان بلکه بیشتر ایشان ایمان نیاورند///آیا و هر گاه (یهودیان) پیمانی محکم بستند، گروهی از ایشان آن را به دور افکندند؟ (آری چنان است) بلکه بیشترشان ایمان نمی‌آورند. quran_en_fa And when there came to them a messenger from Allah, confirming what was with them, a party of the people of the Book threw away the Book of Allah behind their backs, as if (it had been something) they did not know! و زمانی که فرستاده‌ای از سوی خدا به سویشان آمد که تصدیق کننده کتابی است که با آنان است، گروهی از آنان که [دانش] کتاب به آنان داده شده بود [با کمال گستاخی] کتاب خدا را پشت سر انداختند [و با آن به مخالفت برخاستند]، گویی نمی‌دانند [که کلام خداست].///و زمانی که فرستاده‌ای از سوی خدا به سویشان آمد که تصدیق کننده کتابی است که با آنان است، گروهی از آنان که [دانش] کتاب به آنان داده شده بود [با کمال گستاخی] کتاب خدا را پشت سر انداختند [و با آن به مخالفت برخاستند]، گویی نمی‌دانند [که کلام خداست].///و گروهى از اهل کتاب چون پیامبرى از جانب خدا بر آنان مبعوث شد که به کتابشان هم گواهى مى‌داد، کتاب خدا را چنان که گویى از آن بى‌خبرند، پس پشت افکندند.///و زمانى که فرستاده‌اى از طرف خدا براى آنها آمد که تصدیق کننده‌ى چیزى است که با آنها بود، گروهى از همین کسانى که اهل کتاب بودند، کتاب خدا را پشت سر افکندند چنان که گویى [آن را] نمى‌دانند///و آنگاه که فرستاده‌اى از جانب خداوند برایشان آمد -که آنچه را با آنان بود تصدیق مى‌داشت- گروهى از اهل کتاب، کتاب خدا را پشت سر افکندند، چنانکه گویى [از آن هیچ‌] نمى‌دانند.///و هنگامى که فرستاده‌اى [چون پیامبر خاتم] از سوى خدا به سراغشان آمد که با نشانه‌هایى که نزد آنها بود، مطابقت داشت، گروهى از اهل کتاب، کتاب خدا را پشت سر افکندند، گویى هیچ از آن آگاهى ندارند.///و چون پیغمبری از جانب خدا بر آنان آمد که به راستی کتب آسمانی آنها گواهی می‌داد، گروهی از اهل کتاب، کتاب خدا را پشت سر انداختند (و به حکم آن کتاب که امر به ایمان آوردن به قرآن می‌کرد رفتار نکردند) گویی (از آن کتاب) هیچ نمی‌دانند.///و چون پیامبری از سوی خداوند به نزد ایشان آمد که گواهی‌دهنده بر [حقانیت‌] کتابشان بود، گروهی از اهل کتاب، کتاب الهی را به پشت سر افکندند، گویی [حقیقت را] نمی‌دانند///و هنگامی که فرستاده‌ای از سوی خدا به سراغشان آمد، و با نشانه‌هایی که نزد آنها بود مطابقت داشت، جمعی از آنان که به آنها کتاب (آسمانی) داده شده بود، کتاب خدا را پشت سر افکندند؛ گویی هیچ از آن خبر ندارند!!///و هنگامی که بیامدشان پیکی از نزد خدا تصدیق‌کننده آنچه با ایشان افکندند گروهی از آنان که داده شدند کتاب را کتاب خدا را پشت سر خود چنان که گوئی نمی‌دانند///و هنگامی که فرستاده‌ای از جانب خدا برایشان آمد – که آنچه را با آنان است تصدیق‌کننده است - گروهی از کسانی که کتاب (وحیانی) داده شده‌اند، کتاب (ویژه‌ی) خدا را پشت سرشان افکندند، چنان که گویی ایشان (اصلا) نمی‌دانند. quran_en_fa They followed what the evil ones gave out (falsely) against the power of Solomon: the blasphemers Were, not Solomon, but the evil ones, teaching men Magic, and such things as came down at babylon to the angels Harut and Marut. But neither of these taught anyone (Such things) without saying: "We are only for trial; so do not blaspheme." They learned from them the means to sow discord between man and wife. But they could not thus harm anyone except by Allah's permission. And they learned what harmed them, not what profited them. And they knew that the buyers of (magic) would have no share in the happiness of the Hereafter. And vile was the price for which they did sell their souls, if they but knew! و [یهودیان] از آنچه شیاطین در زمان پادشاهی سلیمان [از علم سحر بر مردم می‌خواندند] پیروی کردند. و [سلیمان دست به سحر نیالود تا کافر شود، بنابراین] سلیمان کافر نشد، ولی شیاطین که به مردم سحر می‌آموختند، کافر شدند. و [نیز یهودیان] از آنچه بر دو فرشته هاروت و ماروت در شهر بابل نازل شد [پیروی کردند]، و حال آنکه آن دو فرشته به هیچ کس نمی‌آموختند مگر آنکه می‌گفتند: ما فقط مایه آزمایشیم [و علم سحر را برای مبارزه با ساحران و باطل کردن سحرشان به تو تعلیم می‌دهیم]، پس [با به کار گرفتن آن در مواردی که ممنوع و حرام است] کافر مشو. اما آنان از آن دو فرشته مطالبی [از سحر] می‌آموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی می‌انداختند؛ در حالی که آنان به وسیله آن سحر جز به اذن خدا قدرت آسیب رساندن به کسی را نداشتند؛ و همواره چیزی را می‌آموختند که به آنان آسیب می‌رسانید و سودی نمی‌بخشید؛ و یقینا [یهود] می‌دانستند که هر کس خریدار سحر باشد، در آخرت هیچ بهره‌ای ندارد. و همانا بدچیزی است آنچه خود را به آن فروختند اگر معرفت می‌داشتند.///و [یهودیان] از آنچه شیاطین در زمان پادشاهی سلیمان [از علم سحر بر مردم می‌خواندند] پیروی کردند. و [سلیمان دست به سحر نیالود تا کافر شود، بنابراین] سلیمان کافر نشد، ولی شیاطین که به مردم سحر می‌آموختند، کافر شدند. و [نیز یهودیان] از آنچه بر دو فرشته هاروت و ماروت در شهر بابل نازل شد [پیروی کردند]، و حال آنکه آن دو فرشته به هیچ کس نمی‌آموختند مگر آنکه می‌گفتند: ما فقط مایه آزمایشیم [و علم سحر را برای مبارزه با ساحران و باطل کردن سحرشان به تو تعلیم می‌دهیم]، پس [با به کار گرفتن آن در مواردی که ممنوع و حرام است] کافر مشو. اما آنان از آن دو فرشته مطالبی [از سحر] می‌آموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی می‌انداختند؛ در حالی که آنان به وسیله آن سحر جز به اذن خدا قدرت آسیب رساندن به کسی را نداشتند؛ و همواره چیزی را می‌آموختند که به آنان آسیب می‌رسانید و سودی نمی‌بخشید؛ و یقینا [یهود] می‌دانستند که هر کس خریدار سحر باشد، در آخرت هیچ بهره‌ای ندارد. و همانا بدچیزی است آنچه خود را به آن فروختند اگر معرفت می‌داشتند.///و از افسونى که دیوها به روزگار پادشاهى سلیمان مى‌خواندند پیروى کردند، و سلیمان کافر نبود، ولى دیوها که مردم را جادوگرى مى‌آموختند کافر بودند. و نیز آن افسون که بر آن دو فرشته، هاروت و ماروت، در بابل نازل شد، در حالى که آن دو به هر کس که جادوگرى مى آموختند مى‌گفتند: کار ما فتنه است، مباد کافر شوى. و مردم از آن دو جادوهایى مى‌آموختند که مى‌توانستند میان زن و شوى جدایى افکنند و آنان جز به فرمان خدا به کسى زیانى نمى‌رسانیدند و آنچه مردم مى‌آموختند به آنها زیان مى‌رسانید، نه سود. و خود مى دانستند که خریداران آن جادو را در آخرت بهره‌اى نیست. خود را به بد چیزى فروختند، اگر مى‌دانستند.///و [یهود به جاى تورات‌] از آنچه شیاطین در باره‌ى سلطنت سلیمان مى‌خواندند، پیروى کردند، در صورتى که سلیمان [سحر نکرد] و کافر نشد ولى شیاطین کافر شدند که به مردم سحر و جادو مى‌آموختند، و نیز از آنچه که بر دو فرشته، هاروت و ماروت، در بابل نازل شده بود پ///و آنچه را که شیطان‌ [صفت‌] ها در سلطنت سلیمان خوانده [و درس گرفته‌] بودند، پیروى کردند. و سلیمان کفر نورزید، لیکن آن شیطان‌ [صفت‌] ها به کفر گراییدند که به مردم سحر مى‌آموختند. و [نیز از] آنچه بر آن دو فرشته، هاروت و ماروت، در بابل فرو فرستاده شده بود [پیروى کردند]، با اینکه آن دو [فرشته‌] هیچ کس را تعلیم [سحر] نمى‌کردند مگر آنکه [قبلا به او] مى‌گفتند: «ما [وسیله‌] آزمایشى [براى شما] هستیم، پس زنهار کافر نشوى.» و [لى‌] آنها از آن دو [فرشته‌] چیزهایى مى‌آموختند که به وسیله آن میان مرد و همسرش جدایى بیفکنند. هر چند بدون فرمان خدا نمى‌توانستند به وسیله آن به احدى زیان برسانند. و [خلاصه‌] چیزى مى‌آموختند که برایشان زیان داشت، و سودى بدیشان نمى‌رسانید. و قطعا [یهودیان‌] دریافته بودند که هر کس خریدار این [متاع‌] باشد، در آخرت بهره‌اى ندارد. وه که چه بد بود آنچه به جان خریدند-اگر مى‌دانستند.///و [یهود] آنچه را [از افسون و سحر] که شیاطین [جن و انس] در عصر سلیمان مى‌خواندند، پیروى کردند و سلیمان هرگز [دست به سحر نیالود و] کافر نشد ولی شیاطین، کفر ورزیدند که به مردم سحر و جادو مى‌آموختند و [نیز یهود] از آنچه بر دو فرشته، هاروت و ماروت، در شهر بابل نازل شده بود [پیروى نمودند. آنها سحر را براى آشنایى با طرز ابطال آن به مردم مى‌آموختند.] و به هیچ کس چیزى نمى‌آموختند، مگر این که قبلا به او مى‌گفتند: «ما وسیله‌ی آزمایش شما هستیم، [با به کار بستن سحر] کافر نشوید [و از این تعلیمات، سوء استفاده نکنید].» ولى آنها از آن دو فرشته مطالبى را مى‌آموختند تا بتوانند به وسیله‌ی آن میان مرد و همسرش جدایى بیافکنند. ولى هیچ­گاه بدون خواست خدا، نمى‌توانند به کسى ضرر برسانند. آنها مطالبی را فرامى‌گرفتند که براى آنان زیان داشت و نفعى نمی‌رساند، و مسلما مى‌دانستند هر کس خریدار این گونه متاع باشد، بهره‌اى در آخرت نخواهد داشت و به راستى خود را به بد چیزى فروختند، اگر مى‌فهمیدند.///و پیروی کردند سخنانی را که (دیوان و) شیاطین در ملک سلیمان (به افسون و جادوگری) می‌خواندند، و هرگز سلیمان (با به کار بردن سحر به خدا) کافر نگشت و لکن شیاطین کافر شدند که سحر به مردم می‌آموختند. و آنچه را که بر دو فرشته هاروت و ماروت در بابل نازل شده بود پیروی کردند، در صورتی که آن دو ملک به هیچ کس چیزی نمی‌آموختند مگر آنکه بدو می‌گفتند که کار ما فتنه و امتحان است، مبادا کافر شوی! اما مردم از آن دو ملک چیزی را که ما بین زن و شوهر جدایی افکند می‌آموختند، البته به کسی زیان نمی‌رسانیدند مگر آنکه خدا بخواهد، و چیزی که می‌آموختند به خلق زیان می‌رسانید و سود نمی‌بخشید، و محققا می‌دانستند که هر که چنین کند در عالم آخرت هرگز بهره‌ای نخواهد یافت، و آنان به بهای بدی خود را فروختند، اگر می‌دانستند.///و از آنچه شیاطین در روزگار فرمانروایی سلیمان می‌خواندند، پیروی کردند و سلیمان [به سحر نپرداخت و] کفر نورزید، ولی شیاطین کفرورزیدند آنان به مردم سحر می‌آموختند و نیز آنچه بر دو فرشته هاروت و ماروت در بابل نازل شده بود این دو به هیچ کس چیزی نمی‌آموختند مگر آنکه می‌گفتند ما مایه آزمونیم [با به کار بستن سحر] کافر مشو اما [مردمان‌] از آنها چیزی می‌آموختند که با آن بین مرد و زنش جدایی افکنند، و البته به کسی زیان رسان نبودند مگر به اذن الهی، و چیزی می‌آموختند که به ایشان زیان می‌رساند و سودی برایشان نداشت، و به خوبی می‌دانستند که هر کس خریدار آن باشد در آخرت بهره‌ای ندارد و اگر می‌دانستند بد چیزی را به جان خریده بودند///و (یهود) از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم می‌خواندند پیروی کردند. سلیمان هرگز (دست به سحر نیالود؛ و) کافر نشد؛ ولی شیاطین کفر ورزیدند؛ و به مردم سحر آموختند. و (نیز یهود) از آنچه بر دو فرشته بابل «هاروت» و «ماروت»، نازل شد پیروی کردند. (آن دو، راه سحر کردن را، برای آشنایی با طرز ابطال آن، به مردم یاد می‌دادند. و) به هیچ کس چیزی یاد نمی‌دادند، مگر اینکه از پیش به او می‌گفتند: «ما وسیله آزمایشیم کافر نشو! (و از این تعلیمات، سوء استفاده نکن!)» ولی آنها از آن دو فرشته، مطالبی را می‌آموختند که بتوانند به وسیله آن، میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند؛ ولی هیچ گاه نمی‌توانند بدون اجازه خداوند، به انسانی زیان برسانند. آنها قسمتهایی را فرامی‌گرفتند که به آنان زیان می‌رسانید و نفعی نمی‌داد. و مسلما می‌دانستند هر کسی خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهره‌ای نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر می‌دانستند!!///و پیروی کردند آنچه می‌خواندند شیاطین بر پادشاهی (کشور) سلیمان و کافر نشد سلیمان و لکن شیاطین کافر شدند می‌آموختند به مردم جادو را و آنچه فرستاده شد بر دو فرشته در بابل هاروت و ماروت و نمی‌آموختند کسی را تا می‌گفتند جز این نیست که ما آزمایشیم زنهار کافر مشو پس می‌آموختند از آنان آنچه را جدائی بدان می‌افکندند میان مرد و زنش و زیان نمی‌رساندند بدان کس را جز با اذن خدا و یاد می‌گرفتند آنچه را زیانشان داشت و سودشان نمی‌رسانید و همانا دانسته بودند که هر کس آن را بخرد نیست او را بهره‌ای در آخرت چه زشت است آنچه فروختند بدان خویشتن را اگر بودند می‌دانستند///و آنچه را که شیطان‌ها بر سلطنت سلیمان می‌خوانند، پیروی کردند؛ و سلیمان (بر خلاف گمان آنان هرگز) کافر نشد، لیکن (همان) شیطان‌ها (یند که) به کفر گراییدند؛ حال آنکه به مردم سحر می‌آموزند. و (نیز از) آنچه بر آن دو فرشته -هاروت و ماروت‌- در بابل فروفرستاده شده بود (می‌آموختند)؛ در حالی که آن دو (فرشته) هیچ کس را تعلیم (سحر) نمی‌کردند، مگر آنکه (قبلا به او) می‌گفتند: «ما تنها (وسیله‌ی) آزمایشی (برای شما) هستیم، پس (زنهار که) کافر نشوی.» پس، از آن دو (فرشته) چیزهایی می‌آموختند (که) به وسیله‌ی آن میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند، در حالی که بدون اذن خدا نمی‌توانستند به وسیله‌ی آن به احدی زیان‌رسان باشند. و (خلاصه) چیزی می‌آموزند که آنان را زیان دارد و سودی برایشان ندارد. و بی‌گمان (یهودیان) بی‌چون دریافته بودند که هر کس این متاع را خرید، هرگز در آخرت بهره‌ای ندارد. (وای که) چه بد بود آنچه بدان خودفروشی کردند؛ اگر می‌دانسته‌اند. quran_en_fa If they had kept their Faith and guarded themselves from evil, far better had been the reward from their Lord, if they but knew! و اگر آنان [از روی حقیقت] ایمان می‌آوردند و [از سحر و جادو] پرهیز می‌کردند، قطعا پاداشی که از جانب خداست [برای آنان] بهتر بود، اگر می‌دانستند.///و اگر آنان [از روی حقیقت] ایمان می‌آوردند و [از سحر و جادو] پرهیز می‌کردند، قطعا پاداشی که از جانب خداست [برای آنان] بهتر بود، اگر می‌دانستند.///اگر ایمان آورده و پرهیزگار شده بودند، پاداشى که از جانب خدا به آنها داده مى‌شد، از هر چیز دیگرى نیکوتر مى‌بود، اگر مى‌دانستند.///و اگر آنان ایمان مى‌آوردند و پارسایى مى‌کردند، قطعا پاداشى که از جانب خدا مى‌یافتند بهتر بود اگر مى‌دانستند///اگر آنها گرویده و پرهیزگارى کرده بودند قطعا پاداشى [که‌] از جانب خدا [مى‌یافتند] بهتر بود-اگر مى‌دانستند.///و اگر آنها ایمان آورده و پرهیزکار شده بودند، قطعا پاداشى که نزد خداست، براى آنان بهتر بود، اگر آگاهى داشتند.///و محققا اگر ایمان آورده و پرهیزکار می‌شدند بهره‌ای که از خدا نصیب آنها می‌شد بهتر از هر چیز بود، چنانچه می‌دانستند.///هر گاه ایمان آورده و پارسایی ورزیده بودند، -اگر می‌دانستندپاداش الهی بهتر بود///و اگر آنها ایمان می‌آوردند و پرهیزکاری پیشه می‌کردند، پاداشی که نزد خداست، برای آنان بهتر بود، اگر آگاهی داشتند!!///و اگر ایمان می‌آوردند و پرهیزکاری می‌کردند همانا ثوابی از نزد خدا بهتر است اگر بودند می‌دانستند///و اگر آنها به‌درستی گرویده و پرهیزگاری کرده بودند، بی‌چون پاداشی (که) از جانب خدا (می‌یافتند) بهتر بود؛ اگر می‌دانسته‌اند. quran_en_fa O ye of Faith! Say not (to the Messenger) words of ambiguous import, but words of respect; and hearken (to him): To those without Faith is a grievous punishment. ای کسانی که ایمان آورده‌اید! [هنگام سخن گفتن با پیامبر] مگویید: راعنا [یعنی: در ارائه احکام، امیال و هوس‌های ما را رعایت کن] و بگویید: انظرنا [یعنی: مصلحت دنیا و آخرت ما را ملاحظه کن] و [فرمان‌های خدا و پیامبرش را] بشنوید. و برای کافران عذابی دردناک است.///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! [هنگام سخن گفتن با پیامبر] مگویید: راعنا [یعنی: در ارائه احکام، امیال و هوس‌های ما را رعایت کن] و بگویید: انظرنا [یعنی: مصلحت دنیا و آخرت ما را ملاحظه کن] و [فرمان‌های خدا و پیامبرش را] بشنوید. و برای کافران عذابی دردناک است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، مگویید «راعنا»، بگویید «انظرنا». و گوش فرا دارید که براى کافران عذابى است دردآور.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! نگویید «راعنا» و بگویید «انظرنا»، و [این دستور را] گوش دهید و براى کافران عذابى دردناک است///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، نگویید: «راعنا»، و بگویید: «انظرنا»، و [این توصیه را] بشنوید؛ و [گر نه‌] کافران را عذابى دردناک است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! [هنگامى که از پیامبر تقاضاى مهلت براى درک آیات قرآن مى‌کنید، به او] نگویید: «راعنا، مراعاتمان کن!» بلکه بگویید: «انظرنا، ما را در نظر بگیر!» [زیرا راعنا، به معناى «ما را تحمیق کن» نیز هست و دستاویزى است براى دشمن]؛ و [این توصیه را] بشنوید، و براى کافران عذاب دردناکى است.///ای اهل ایمان (هنگام تکلم با رسول) به کلمه راعنا (ما را رعایت کن) تعبیر مکنید، بلکه بگویید: انظرنا (ناظر احوال ما باش)؛ و (سخن خدا را) بشنوید و (بدانید که) برای کافران عذاب دردناک مهیا است.///ای کسانی که ایمان آورده‌اید نگویید «راعنا» و بگویید «انظرنا» و گوش شنوا داشته باشید و کافران عذابی دردناک [در پیش‌] دارند///ای افراد باایمان! (هنگامی که از پیغمبر تقاضای مهلت برای درک آیات قرآن می‌کنید) نگویید: «راعنا»؛ بلکه بگویید: «انظرنا». (زیرا کلمه اول، هم به معنی «ما را مهلت بده!»، و هم به معنی «ما را تحمیق کن!» می‌باشد؛ و دستاویزی برای دشمنان است.) و (آنچه به شما دستور داده می‌شود) بشنوید! و برای کافران (و استهزاکنندگان) عذاب دردناکی است.///ای مؤمنان نگوئید راعنا (رعایت کن ما را) و بگوئید انظرنا (منظور دار ما را) و بشنوید و کافران راست عذابی دردناک‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! نگویید «راعنا» و بگویید «انظرنا» و (سخنان پیامبر را) بشنوید. و کافران را عذابی دردناک است. quran_en_fa It is never the wish of those without Faith among the People of the Book, nor of the Pagans, that anything good should come down to you from your Lord. But Allah will choose for His special Mercy whom He will - for Allah is Lord of grace abounding. نه کافران از اهل کتاب و نه مشرکان، دوست ندارند که هیچ خیری از سوی پروردگارتان بر شما نازل شود، در حالی که خدا هرکه را بخواهد به رحمت خود اختصاص می‌دهد؛ و خدا دارای فضل بزرگی است.///نه کافران از اهل کتاب و نه مشرکان، دوست ندارند که هیچ خیری از سوی پروردگارتان بر شما نازل شود، در حالی که خدا هرکه را بخواهد به رحمت خود اختصاص می‌دهد؛ و خدا دارای فضل بزرگی است.///از میان اهل کتاب آنان که کافر شدند، و نیز مشرکان، دوست نمى‌دارند که از جانب پروردگار به شما خیرى برسد. و حال آنکه خدا هر کس را که بخواهد به بخشایش خویش مخصوص مى‌دارد. خدا صاحب فضلى بزرگ است.///کفار اهل کتاب و مشرکان خوش ندارند که از پروردگارتان خیرى بر شما نازل شود، اما خدا هر که را خواهد، خاص رحمت خویش مى‌کند که خداوند صاحب فضل و کرم بزرگ است///نه کسانى که از اهل کتاب کافر شده‌اند، و نه مشرکان [هیچ کدام‌] دوست نمى‌دارند خیرى از جانب پروردگارتان بر شما فرود آید، با آنکه خدا هر که را خواهد به رحمت خود اختصاص دهد، و خدا داراى فزون‌بخشى عظیم است.///کافران از اهل کتاب و مشرکان، دوست ندارند که هیچ خیر و نیکى از طرف پروردگارتان بر شما نازل شود. در حالى که خداوند، رحمت خود را به هر که بخواهد، اختصاص مى‌دهد، و خداوند صاحب فضل بزرگ است.///هرگز کافران اهل کتاب و مشرکان مایل نیستند که بر شما (مسلمین) خیری از جانب خدایتان نازل شود، لیکن خدا هر که را بخواهد به فضل و رحمت خویش مخصوص گرداند، و خدا صاحب فضل عظیم است.///کسانی از اهل کتاب که کفرورزیده‌اند و همچنین مشرکان خوش ندارند که از سوی پروردگارتان خیری بر شما نازل گردد، حال آنکه خداوند هر کس را بخواهد مشمول رحمت خویش می‌گرداند، و خداوند دارای بخشش بیکران است‌///کافران اهل کتاب، و (همچنین) مشرکان، دوست ندارند که از سوی خداوند، خیر و برکتی بر شما نازل گردد؛ در حالی که خداوند، رحمت خود را به هر کس بخواهد، اختصاص می‌دهد؛ و خداوند، صاحب فضل بزرگ است.///دوست ندارند آنانکه کافر شدند از اهل کتاب و از مشرکان که فرود شود بر شما خیری از پروردگار شما و خدا مخصوص کند به رحمت خود هر که را خواهد و خدا است دارنده فضلی بزرگ‌///نه کسانی از اهل کتاب که کافر شدند و نه مشرکان (هیچ کدام) دوست نمی‌دارند هیچ خیری از جانب پروردگارتان برایتان فرود آید. حال آنکه خدا هر که را خواهد به رحمت خود اختصاص می‌دهد. و خدا دارای فزون‌بخشی بزرگ است. quran_en_fa None of Our revelations do We abrogate or cause to be forgotten, but We substitute something better or similar: Knowest thou not that Allah Hath power over all things? هر آیه‌ای را که [محتوی حکم یا احکامی است وقتی بر پایه مصلحت یا اقتضای زمان] از میان برداریم یا به تأخیر اندازیم، بهتر از آن یا مانندش را می‌آوریم. آیا ندانسته‌ای که خدا بر هر کاری تواناست؟!///هر آیه‌ای را که [محتوی حکم یا احکامی است وقتی بر پایه مصلحت یا اقتضای زمان] از میان برداریم یا به تأخیر اندازیم، بهتر از آن یا مانندش را می‌آوریم. آیا ندانسته‌ای که خدا بر هر کاری تواناست؟!///هیچ آیه‌اى را منسوخ یا ترک نمى‌کنیم مگر آنکه بهتر از آن یا همانند آن را مى‌آوریم. آیا نمى‌دانى که خدا بر هر کارى تواناست؟///هر حکمى را نسخ یا متروک کنیم، بهتر از آن یا مانند آن را مى‌آوریم. مگر نمى‌دانى که خدا بر هر کارى تواناست///هر حکمى را نسخ کنیم، یا آن را به [دست‌] فراموشى بسپاریم، بهتر از آن، یا مانندش را مى‌آوریم؛ مگر ندانستى که خدا بر هر کارى تواناست؟///هر [حکم و] آیه‌اى را نسخ کنیم و یا [نزول] آن را به تأخیر اندازیم، بهتر از آن، یا همانند آن را مى‌آوریم، آیا نمى‌دانى که خدا بر هر چیزى تواناست؟///هر چه از آیات قرآن را نسخ کنیم یا حکم آن را از خاطرها بریم (و متروک سازیم) بهتر از آن یا مانند آن بیاوریم. آیا نمی‌دانی که خدا بر هر چیز قادر است؟///هر آیه‌ای را که نسخ کنیم یا فروگذاریم، بهتر از آن یا همانندش را در میان آوریم، آیا نمی‌دانی که خداوند بر هر کاری تواناست‌///هر حکمی را نسخ کنیم، و یا نسخ آن را به تأخیر اندازیم، بهتر از آن، یا همانند آن را می‌آوریم. آیا نمی‌دانستی که خداوند بر هر چیز توانا است؟!///آنچه براندازیم از آیتها یا از یاد بریمش بیاریم بهتر از آن یا مانند آن را آیا ندانی که خدا بر همه چیز تواناست‌///هر آیت و نشانه‌ای (عینی یا لفظی) را (که) از میان برداریم، یا آن را از یاد (تان) ببریم، بهتر از آن یا مانند آن را می‌آوریم‌؛ مگر ندانستی که خدا همواره بر هر کاری بسیار تواناست‌؟ quran_en_fa Knowest thou not that to Allah belongeth the dominion of the heavens and the earth? And besides Him ye have neither patron nor helper. آیا ندانسته‌ای که فرمانروایی و حکومت آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره اوست و شما را جز خدا هیچ سرپرست و یاوری نیست؟///آیا ندانسته‌ای که فرمانروایی و حکومت آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره اوست و شما را جز خدا هیچ سرپرست و یاوری نیست؟///آیا نمى‌دانى که خدا فرمانرواى آسمانها و زمین است و شما را جز او یارى و یاورى نیست؟///آیا نمى‌دانى که فرمانروایى آسمان‌ها و زمین از آن خداست و شما را جز خدا سرپرست و یاورى نیست///مگر ندانستى که فرمانروایى آسمانها و زمین از آن خداست؛ و شما جز خدا سرور و یاورى ندارید؟///آیا ندانستى که حکومت آسمان‌ها و زمین تنها از آن خداست؟ و جز خدا براى شما هیچ یاور و سرپرستى نیست.///آیا نمی‌دانی که پادشاهی آسمانها و زمین مختص خداوند است و شما را به جز خدا یار و یاوری نخواهد بود؟///آیا نمی‌دانی که فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداوند است و شما را جز خداوند، سرور و یاوری نیست؟///آیا نمی‌دانستی که حکومت آسمانها و زمین، از آن خداست؟! (و حق دارد هر گونه تغییر و تبدیلی در احکام خود طبق مصالح بدهد؟!) و جز خدا، ولی و یاوری برای شما نیست. (و اوست که مصلحت شما را می‌داند و تعیین می‌کند).///آیا ندانی که خدا راست پادشاهی آسمانها و زمین و نیست شما را جز خدا دوست و نه یاوری‌///مگر ندانستی که سلطنت آسمان‌ها و زمین به‌راستی تنها از آن خداست و شما جز خدا هیچ سرور و یاوری ندارید؟ quran_en_fa Would ye question your Messenger as Moses was questioned of old? but whoever changeth from Faith to Unbelief, Hath strayed without doubt from the even way. بلکه می‌خواهید از پیامبرتان [کارهای نامعقول و بیهوده] درخواست کنید، همان گونه که پیش از این از موسی درخواست شد؟ و کسی که کفر را به جای ایمان اختیار کند، تحقیقا راه راست را گم کرده است.///بلکه می‌خواهید از پیامبرتان [کارهای نامعقول و بیهوده] درخواست کنید، همان گونه که پیش از این از موسی درخواست شد؟ و کسی که کفر را به جای ایمان اختیار کند، تحقیقا راه راست را گم کرده است.///آیا مى‌خواهید از پیامبر خود چیزى بپرسید، همچنان که قوم موسى پیش از این از موسى پرسیده بودند؟ آن کس که کفر را به جاى ایمان برگزیند، چون کسى است که راه راست را گم کرده باشد.///آیا مى‌خواهید از پیامبر خود همان را بخواهید که پیش‌تر از موسى خواسته شد؟ هر که کفر را جانشین ایمان سازد بى شک راه راست را گم کرده است///آیا مى‌خواهید از پیامبر خود همان را بخواهید که قبلا از موسى خواسته شد؟ و هر کس کفر را با ایمان عوض کند، مسلما از راه درست گمراه شده است.///آیا مى‌خواهید از پیامبرتان سؤالات و درخواست‌هایى [نابجا] کنید، آن‌گونه که پیش از این، موسى [از طرف بنى‌اسرائیل] مورد سؤال قرار گرفت؟ و هر کس [با این بهانه‌جویى‌ها از ایمان سر باز زند و] کفر را به جاى ایمان بپذیرد، قطعا از راه مستقیم گمراه شده است.///آیا اراده آن دارید که شما نیز از پیغمبر خود در خواست کنید آنچه را که یهود در زمان گذشته از موسی خواستند؟ و هر که ایمان را مبدل به کفر گرداند، بی‌شک راه راست را گم کرده است.///گویی می‌خواهید از پیامبرتان درخواستهایی بکنید، همچنانکه پیشترها از موسی درخواست شد؟ و حال آنکه هر کس کفر را جانشین ایمان سازد، به راستی که از راه راست بیراه شده است‌///آیا می‌خواهید از پیامبر خود، همان تقاضای (نامعقولی را) بکنید که پیش از این، از موسی کردند؟! (و با این بهانه‌جویی‌ها، از ایمان آوردن سر باز زدند.) کسی که کفر را به جای ایمان بپذیرد، از راه مستقیم (عقل و فطرت) گمراه شده است.///یا خواهید پرسید پیمبر خود را بدانسان که پرسیده شد موسی از پیش و آنکه تبدیل کند کفر را به ایمان همانا گم کرده است راه راست را///یا می‌خواهید از پیامبر خود همان را بخواهید که از پیش، از موسی خواسته شده بود؟ و هرکس کفر را جایگزین ایمان کند، به‌راستی راه راهوار راست را گم کرده است. quran_en_fa Quite a number of the People of the Book wish they could Turn you (people) back to infidelity after ye have believed, from selfish envy, after the Truth hath become Manifest unto them: But forgive and overlook, Till Allah accomplish His purpose; for Allah Hath power over all things. بسیاری از اهل کتاب پس از آنکه حق برای آنان روشن شد به سبب حسدی که از وجودشان شعله کشیده، دوست دارند که شما را پس از ایمانتان به کفر بازگردانند. هم اکنون [از ستیز و جدال با آنان] درگذرید، و [از آنان] روی بگردانید، تا خدا فرمانش را [به جنگ یا جزیه] اعلام کند؛ یقینا خدا بر هر کاری تواناست.///بسیاری از اهل کتاب پس از آنکه حق برای آنان روشن شد به سبب حسدی که از وجودشان شعله کشیده، دوست دارند که شما را پس از ایمانتان به کفر بازگردانند. هم اکنون [از ستیز و جدال با آنان] درگذرید، و [از آنان] روی بگردانید، تا خدا فرمانش را [به جنگ یا جزیه] اعلام کند؛ یقینا خدا بر هر کاری تواناست.///بسیارى از اهل کتاب با آنکه حقیقت بر آنها آشکار شده، از روى حسد، دوست دارند شما را پس از ایمان آوردنتان به کفر بازگردانند. عفو کنید و گذشت کنید، تا خدا فرمانش را بیاورد، که او بر هر کارى تواناست.///بسیارى از اهل کتاب- با آن که حق بر ایشان روشن شده بود- به انگیزه‌ى حسدى که در نهادشان است آرزو داشتند شما را بعد از ایمانتان به کفر بازگردانند. پس [فعلا] بگذرید و مدارا کنید تا خدا فرمان خویش را صادر کند که خدا بر همه چیز تواناست///بسیارى از اهل کتاب -پس از اینکه حق برایشان آشکار شد- از روى حسدى که در وجودشان بود، آرزو مى‌کردند که شما را، بعد از ایمانتان، کافر گردانند. پس عفو کنید و درگذرید، تا خدا فرمان خویش را بیاورد، که خدا بر هر کارى تواناست.///بسیارى از اهل کتاب [نه تنها خودشان ایمان نمى‌آورند، بلکه] از روى حسدى که در درونشان هست، دوست دارند شما را بعد از ایمانتان به کفر بازگردانند، با این که حق [بودن اسلام و قرآن،] براى آنان روشن شده است، ولى شما [آنها را] عفو کنید و درگذرید تا خداوند فرمان خویش را بفرستد، همانا خداوند بر هر کارى تواناست.///بسیاری از اهل کتاب آرزو دارند که شما را از ایمان به کفر برگردانند به سبب رشک و حسدی که در نفس خود بر ایمان شما برند بعد از آنکه حق بر آنها آشکار گردید، پس (اگر ستمی از آنها به شما رسید) در گذرید (و مدارا کنید) تا هنگامی که فرمان خدا برسد، که البته خدا بر هر چیز قادر و تواناست.///بسیاری از اهل کتاب، با آنکه حق برایشان آشکار شده است، به انگیزه رشکی که در دل دارند، خوش دارند که شما را پس از ایمانتان کافر گردانند بگذارید و بگذرید تا خداوند فرمان خویش را به میان آورد، آری خداوند بر هر کاری تواناست‌///بسیاری از اهل کتاب، از روی حسد -که در وجود آنها ریشه دوانده- آرزو می‌کردند شما را بعد از اسلام و ایمان، به حال کفر باز گردانند؛ با اینکه حق برای آنها کاملا روشن شده است. شما آنها را عفو کنید و گذشت نمایید؛ تا خداوند فرمان خودش (فرمان جهاد) را بفرستد؛ خداوند بر هر چیزی تواناست.///دوست داشتند بسیاری از اهل کتاب که برگردانند شما را پس از ایمان شما کافران به رشکی از نزد خود از پس آنکه آشکار شد برای ایشان حق پس درگذرید و گذشت کنید تا بیارد خدا امر خویش را همانا خدا بر همه چیز است توانا///بسیاری از اهل کتاب از روی حسدی که از نزد خودشان بود، دوست داشتند که شما را بعد از ایمانتان -پس از اینکه تمام حق برایشان به خوبی آشکار گردید- کافر گردانند. پس چشم بپوشید و چهره بگردانید تا خدا فرمان خویش را صادر کند. همواره خدا بر هر کاری بسیار تواناست. quran_en_fa And be steadfast in prayer and regular in charity: And whatever good ye send forth for your souls before you, ye shall find it with Allah: for Allah sees Well all that ye do. و نماز را برپا دارید، و زکات بپردازید، و آنچه از کار نیک برای خود پیش فرستید آن را نزد خدا خواهید یافت. مسلما خدا به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///و نماز را برپا دارید، و زکات بپردازید، و آنچه از کار نیک برای خود پیش فرستید آن را نزد خدا خواهید یافت. مسلما خدا به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///نماز بگزارید و زکات بدهید. هر نیکى را که پیشاپیش براى خود روانه مى‌دارید نزد خدایش خواهید یافت. هر آینه خدا به کارهایى که مى کنید بیناست.///و نماز به پا دارید و زکات دهید و هر خیرى را که براى خود پیش فرستید، همان را نزد خدا خواهید یافت. آرى خدا به آنچه مى‌کنید بیناست///و نماز را به پا دارید و زکات را بدهید؛ و هر گونه نیکى که براى خویش از پیش فرستید، آن را نزد خدا باز خواهید یافت؛ آرى، خدا به آنچه مى‌کنید بیناست.///و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید، و هر خیرى که براى خود از پیش مى‌فرستید، آن را نزد خدا [در سراى دیگر] خواهید یافت، همانا خداوند به اعمال شما بیناست.///و نماز به پا دارید و زکات بدهید و بدانید که هر چه از اطاعت حق و کار نیکو برای خود پیش می‌فرستید آن را در نزد خدا خواهید یافت، که محققا خداوند به هر کار شما بیناست.///و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و هر خیری پیشاپیش برای [ذخیره آخرت‌] خویش بفرستید [پاداش‌] آن را نزد خداوند خواهید یافت، خداوند به آنچه می‌کنید بیناست‌///و نماز را برپا دارید و زکات را ادا کنید؛ و هر کار خیری را برای خود از پیش می‌فرستید، آن را نزد خدا (در سرای دیگر) خواهید یافت؛ خداوند به اعمال شما بیناست.///و بپای دارید نماز را و بدهید زکات را و آنچه پیش فرستید برای خود از خوبی یابیدش نزد خدا همانا خدا است بدانچه می‌کنید بینا///و نماز را به پا دارید و زکات بدهید و هر نیکی که برای خویش از پیش می‌فرستید، آن را نزد خدا باز خواهید یافت. بی‌گمان، خدا به آنچه می‌کنید بیناست. quran_en_fa And they say: "None shall enter Paradise unless he be a Jew or a Christian." Those are their (vain) desires. Say: "Produce your proof if ye are truthful." و گفتند: هرگز کسی وارد بهشت نمی‌شود مگر آنکه یهودی یا نصرانی باشد، این دروغ‌ها و اباطیل آنان است؛ بگو: اگر راستگویید دلیل و برهان خود را بیاورید.///و گفتند: هرگز کسی وارد بهشت نمی‌شود مگر آنکه یهودی یا نصرانی باشد، این دروغ‌ها و اباطیل آنان است؛ بگو: اگر راستگویید دلیل و برهان خود را بیاورید.///گفتند: جز یهودان و ترسایان کسى به بهشت نمى‌رود. این آرزوى آنهاست. بگو: اگر راست مى‌گویید حجت خویش بیاورید.///و گفتند: هیچ کس داخل بهشت نمى‌شود مگر آن که یهودى یا مسیحى باشد. اینها خیالبافى‌هاى آنهاست. بگو: اگر راست مى‌گویید، دلیل خود را بیاورید///و گفتند: «هرگز کسى به بهشت درنیاید، مگر آنکه یهودى یا ترسا باشد.» این آرزوهاى [واهى‌] ایشان است. بگو: «اگر راست مى‌گویید، دلیل خود را بیاورید.»///و آنها گفتند: «هیچ کس، جز یهود یا نصارا، هرگز داخل بهشت نخواهد شد.» اینها [پندار و] آرزوهاى آنهاست، بگو: «اگر راست مى‌گویید، دلیل خود را [بر این موضوع] بیاورید!»///و یهود گفتند: هرگز به بهشت نرود جز طایفه یهود، و نصاری گفتند: جز طایفه نصاری. این تنها آرزوی باطل آنهاست، بگو: بر این دعوی برهان آورید اگر راست می‌گویید.///و گفتند هیچ کس به بهشت نمی‌رود مگر آنکه یهودی یا مسیحی باشد، این [از] آرزوهای آنان است، بگو اگر راست می‌گویید برهانتان را بیاورید///آنها گفتند: «هیچ کس، جز یهود یا نصاری، هرگز داخل بهشت نخواهد شد.» این آرزوی آنهاست! بگو: «اگر راست می‌گویید، دلیل خود را (بر این موضوع) بیاورید!»///و گفتند به بهشت درنیاید جز آنکو جهود است یا ترسا این است آرزوهای ایشان بگو بیارید دستاویز خویش را اگر هستید راستگویان‌///و گفتند: «هرگز کسی به بهشت در نیاید، مگر کسی که (از) یهودیان یا نصرانیان بوده است.» اینها آرزوهای (واهی) ایشان است. بگو: «اگر (از) راستان بوده‌اید برهانتان را بیاورید.» quran_en_fa Nay,-whoever submits His whole self to Allah and is a doer of good,- He will get his reward with his Lord; on such shall be no fear, nor shall they grieve. آری، کسانی که همه وجود خود را تسلیم خدا کنند در حالی که نیکوکارند، برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی شایسته و مناسب است، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.///آری، کسانی که همه وجود خود را تسلیم خدا کنند در حالی که نیکوکارند، برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی شایسته و مناسب است، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.///آرى، هر کس که از روى اخلاص رو به خدا کند و نیکوکار بود، پاداشش را از پروردگارش خواهد گرفت و دستخوش بیم و اندوه نمى‌شود.///آرى، هر کس خود را [با تمام وجود] تسلیم خدا کند و نیکوکار باشد، پاداش او نزد پروردگارش [محفوظ] است و نه خوفى بر آنهاست و نه اندوهگین شوند///آرى، هر کس که خود را با تمام وجود، به خدا تسلیم کند و نیکوکار باشد، پس مزد وى پیش پروردگار اوست، و بیمى بر آنان نیست، و غمگین نخواهند شد.///آرى، [بهشت در انحصار هیچ گروهى نیست،] کسى که با اخلاص به خدا روى آورد و نیکوکار باشد، پس پاداش او نزد پروردگار اوست، نه ترسى بر آنهاست و نه غمگین خواهند شد.///آری، هر که تسلیم حکم خدا گردید و نیکوکار گشت مسلم اجرش نزد خدا خواهد بود و آنان را هیچ خوف و اندیشه و هیچ اندوهی نخواهد بود.///حق این است که هر کس روی دل به سوی خدا نهد و نیکوکار باشد پاداشش نزد پروردگارش [محفوظ] است و نه بیمی بر آنهاست و نه اندوهگین می‌شوند///آری، کسی که روی خود را تسلیم خدا کند و نیکوکار باشد، پاداش او نزد پروردگارش ثابت است؛ نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین می‌شوند. (بنابر این، بهشت خدا در انحصار هیچ گروهی نیست.)///بلکه هر که رویش را به خدا آورد و نیکوکار باشد او را است پاداش او نزد خدا و نه بیمی بر ایشان است و نه اندوهگین شوند///آری، هر کس -در حالی که نیکوکار است- چهره‌ی خود را به خدا تسلیم کند، پاداش وی نزد پروردگار اوست و بیمی بر آنان نیست و غمگین (هم) نخواهند شد. quran_en_fa The Jews say: "The Christians have naught (to stand) upon; and the Christians say: "The Jews have naught (To stand) upon." Yet they (Profess to) study the (same) Book. Like unto their word is what those say who know not; but Allah will judge between them in their quarrel on the Day of Judgment. ویهودیان گفتند: نصرانی‌ها بر آیین و روش درستی نیستند و نصرانی‌ها گفتند: یهودیان بر آیین و روش درستی نیستند، در حالی که همه آنان کتاب [آسمانی] را می‌خوانند [که هر دو آیین در زمان مخصوص به خود درست و بر حق بوده] کسانی که نادانند [هم چون مشرکان] سخنی مانند سخن آنان [درباره آیین مسلمانان] گفتند؛ پس خدا روز قیامت در میان آنان درباره آنچه با هم اختلاف می‌کردند، داوری می‌کند.///ویهودیان گفتند: نصرانی‌ها بر آیین و روش درستی نیستند و نصرانی‌ها گفتند: یهودیان بر آیین و روش درستی نیستند، در حالی که همه آنان کتاب [آسمانی] را می‌خوانند [که هر دو آیین در زمان مخصوص به خود درست و بر حق بوده] کسانی که نادانند [هم چون مشرکان] سخنی مانند سخن آنان [درباره آیین مسلمانان] گفتند؛ پس خدا روز قیامت در میان آنان درباره آنچه با هم اختلاف می‌کردند، داوری می‌کند.///با آنکه کتاب خدا را مى‌خوانند، یهودان گفتند که ترسایان بر حق نیند و ترسایان گفتند که یهودان بر حق نیند. همچنین آنها که ناآگاهند سخنى چون سخن آنان گویند. خدا در روز قیامت درباره آنچه در آن اختلاف مى‌کنند، میانشان حکم خواهد کرد.///و یهود گفتند: نصارا بر چیز [حقى‌] نیستند، و نصارا گفتند: یهود بر چیز [حقى‌] نیستند، با آن که همه آنها کتاب آسمانى را مى‌خوانند. همچنین نادان‌ها نیز مانند سخن آنها گفتند [که مسلمین بر حق نیستند]. پس خدا روز قیامت میان آنها در باره‌ى اختلافشان داورى خ///و یهودیان گفتند: «ترسایان بر حق نیستند.» و ترسایان گفتند: «یهودیان بر حق نیستند» -با آنکه آنان کتاب [آسمانى‌] را مى‌خوانند. افراد نادان نیز [سخنى‌] همانند گفته ایشان گفتند. پس خداوند، روز رستاخیز در آنچه با هم اختلاف مى‌کردند، میان آنان داورى خواهد کرد.///و یهودیان گفتند: «نصارا بر حق نیستند.» و نصارا گفتند: «یهودیان بر حق نیستند.» در حالى که [هر دو گروه] آنان، کتاب آسمانى را مى‌خوانند! همچنین افراد نادان دیگر [همچون مشرکان که خبر از کتاب ندارند]، همانند سخن آنها را گفتند. پس خداوند در روز قیامت درباره‌ی آنچه در آن اختلاف دارند، میان آنها داوری خواهد نمود.///یهود بر این دعویند که نصاری را از حق چیزی در دست نیست، و نصاری بر این دعوی که یهود را از حق چیزی در دست نیست، در صورتی که هر دو گروه در خواندن کتاب آسمانی یکسانند. این گونه دعویها نظیر گفتار و مجادلات مردمی است که از کتاب آسمانی بی‌بهره‌اند. و خداوند در این اختلافات روز قیامت میان آنها حکم خواهد فرمود.///یهودیان گفتند که مسیحیان بر حق نیستند، و مسیحیان گفتند یهودیان بر حق نیستند، حال آنکه کتاب آسمانی را می‌خوانند، کسانی هم که هیچ چیز نمی‌دانند سخنی همانند سخن ایشان گفتند، سرانجام خداوند در روز قیامت، در آنچه اختلاف داشتند بی‌نشان داوری خواهد کرد///یهودیان گفتند: «مسیحیان هیچ موقعیتی (نزد خدا) ندارند»، و مسیحیان نیز گفتند: «یهودیان هیچ موقعیتی ندارند (و بر باطلند)»؛ در حالی که هر دو دسته، کتاب آسمانی را می‌خوانند (و باید از این گونه تعصبها برکنار باشند) افراد نادان (دیگر، همچون مشرکان) نیز، سخنی همانند سخن آنها داشتند! خداوند، روز قیامت، در باره آنچه در آن اختلاف داشتند، داوری می‌کند.///و گفتند جهودان نیستند ترسایان بر چیزی و گفتند ترسایان نیستند جهودان بر چیزی و ایشان همی‌خوانند کتاب را بدینسان گفتند آنان که نمی‌دانند همانا گفتار ایشان پس خدا حکم کند میان ایشان روز قیامت در آنچه بودند در آن اختلاف‌کنندگان‌///و یهودیان گفتند: «نصرانیان بر هیچ (حقی) نیستند.» و نصرانیان (هم) گفتند: «یهودیان بر هیچ (حقی) نیستند.» حال آنکه آنان هر دو کتاب (وحیانی) را می‌خوانند. و کسانی که نمی‌دانند (و از کتاب‌های وحیانی آگاهی ندارند) نیز (سخنی) همانند گفته‌ی ایشان گفتند. پس خدا روز رستاخیز در آنچه با هم اختلاف می‌کرده‌اند، میان آنان داوری خواهد کرد. quran_en_fa And who is more unjust than he who forbids that in places for the worship of Allah, Allah's name should be celebrated?-whose zeal is (in fact) to ruin them? It was not fitting that such should themselves enter them except in fear. For them there is nothing but disgrace in this world, and in the world to come, an exceeding torment. و چه کسانی ستمکارتر از کسانی می‌باشند که از بردن نام خدا در مساجد خدا جلوگیری کردند، و در خرابی آنها کوشیدند؟ آنان را شایسته نیست که در آن [مراکز عبادت] درآیند، جز در حال ترس [از عدالت و انتقام خدا]. برای آنان در دنیا خواری و زبونی است و در آخرت عذابی بزرگ است.///و چه کسانی ستمکارتر از کسانی می‌باشند که از بردن نام خدا در مساجد خدا جلوگیری کردند، و در خرابی آنها کوشیدند؟ آنان را شایسته نیست که در آن [مراکز عبادت] درآیند، جز در حال ترس [از عدالت و انتقام خدا]. برای آنان در دنیا خواری و زبونی است و در آخرت عذابی بزرگ است.///کیست ستمکارتر از آنکه نگذاشت که نام خدا در مسجدهاى خدا برده شود، و در ویران ساختن آنها کوشید؟ روا نیست در آن مسجدها جز بیمناک و ترسان داخل شوند و نصیبشان در دنیا خوارى و در آخرت عذابى بزرگ است.///کیست ستمکارتر از آن که نگذارد نام خداوند در مساجد یاد شود و در ویرانى آن بکوشد. آنان را نشاید که وارد این مکان‌ها شوند جز با ترس و هراس. براى آنها در این دنیا ننگ و خوارى و در آخرت عذابى بزرگ است///و کیست بیدادگرتر از آن کس که نگذارد در مساجد خدا، نام وى برده شود، و در ویرانى آنها بکوشد؟ آنان حق ندارند جز ترسان-لرزان در آن [مسجد] ها درآیند. در این دنیا ایشان را خوارى، و در آخرت عذابى بزرگ است.///کیست ستمکارتر از آن که نگذاشت نام خدا در مساجد الهى برده شود و در خرابى آنها تلاش کرد؟ آنان جز با ترس و خوف، حق ورود به مساجد را ندارند. بهره‌ى آنان در دنیا، رسوایى و خوارى و در آخرت عذاب بزرگ است.///و کیست ستمکارتر از آن که مردم را از ذکر نام خدا در مساجد منع کند و در خرابی آن اهتمام و کوشش نماید؟ چنین گروه را نشاید که در مساجد مسلمین در آیند جز آنکه (بر خود) ترسان باشند. این گروه را در دنیا ذلت و خواری نصیب است و در آخرت عذابی بزرگ.///و کیست ستمکارتر از کسی که نگذارد نام خداوند در مساجد یاد شود، و در ویرانی آن بکوشد، آنان را نسزد جز اینکه ترسان -لرزان پا به درون آنها بگذارند، در دنیا خفت و خواری و در آخرت عذابی عظیم دارند///کیست ستمکارتر از آن کس که از بردن نام خدا در مساجد او جلوگیری کرد و سعی در ویرانی آنها نمود؟! شایسته نیست آنان، جز با ترس و وحشت، وارد این (کانونهای عبادت) شوند. بهره آنها در دنیا (فقط) رسوایی است و در سرای دیگر، عذاب عظیم (الهی)!!///و کیست ستمگرتر از آنکه بازداشت است مساجد خدا را از آنکه برده شود در آنها نامش و بکوشید است در ویرانی آنها آنان را نرسد که در آنها درآیند مگر هراسان ایشان را است در دنیا خواریی و ایشان را است در آخرت عذابی بزرگ‌///و کیست بیدادگرتر از آن کس که نگذاشته در مساجد خدا، نام خدا یاد شود و در ویرانی آنها کوشیده است‌؟ برای آنان نبوده است جز اینکه اینان ترسان (و لرزان) در آن مسجدها درآیند؛ در دنیا ایشان را خواری و برایشان در آخرت عذابی بزرگ است. quran_en_fa To Allah belong the east and the West: Whithersoever ye turn, there is the presence of Allah. For Allah is all-Pervading, all-Knowing. مالکیت مشرق و مغرب فقط ویژه خداست؛ پس به هر کجا رو کنید آنجا روی خداست. یقینا خدا بسیار عطا کننده و داناست.///مالکیت مشرق و مغرب فقط ویژه خداست؛ پس به هر کجا رو کنید آنجا روی خداست. یقینا خدا بسیار عطا کننده و داناست.///مشرق و مغرب از آن خداست. پس به هر جاى که رو کنید، همان جا رو به خداست. خدا فراخ‌رحمت و داناست.///و مشرق و مغرب از آن خداست، پس به هر سو رو کنید، همان جا وجه خداست. همانا خداوند وسعت بخش داناست///و مشرق و مغرب از آن خداست؛ پس به هر سو رو کنید، آنجا روى [به‌] خداست. آرى، خدا گشایشگر داناست.///مشرق و مغرب از آن خداست، پس به هر سو رو کنید، آنجا رو به خداست، زیرا که خداوند بر همه چیز احاطه دارد و داناست.///مشرق و مغرب هر دو ملک خداست، پس به هر طرف روی کنید به سوی خدا روی آورده‌اید، که خدا (به همه جا) محیط و (به هر چیز) داناست.///مشرق و مغرب خدای راست، پس به هرجا روی آورید، رو به سوی خداوند است، بی‌گمان خدا گشایشگر داناست‌///مشرق و مغرب، از آن خداست! و به هر سو رو کنید، خدا آنجاست! خداوند بی‌نیاز و داناست!///و از آن خدا است مشرق و مغرب به هر سو که روی آرید همانجا است روی خدا همانا خدا است گشایشمند دانا///و مشرق و مغرب تنها از آن خداست‌؛ پس به هر سو رو کنید، آنجا روی (سوی) خداست. بی‌گمان، خدا گشایگری بسیار داناست. quran_en_fa They say: "Allah hath begotten a son": Glory be to Him.-Nay, to Him belongs all that is in the heavens and on earth: everything renders worship to Him. و [یهود و نصاری] گفتند: خدا [برای خود] فرزندی گرفته، منزه است او [از اوصاف دروغ و باطلی که به حضرتش نسبت می‌دهند]، بلکه آنچه در آسمان‌ها و زمین است مخلوق و مملوک اویند [نه فرزند او؛ زیرا فرزند، هم جنس پدر و مادر است و چیزی در جهان هم جنس خدا نیست تا فرزند خدا باشد] و همه در برابر او مطیع و فرمانبردارند.///و [یهود و نصاری] گفتند: خدا [برای خود] فرزندی گرفته، منزه است او [از اوصاف دروغ و باطلی که به حضرتش نسبت می‌دهند]، بلکه آنچه در آسمان‌ها و زمین است مخلوق و مملوک اویند [نه فرزند او؛ زیرا فرزند، هم جنس پدر و مادر است و چیزی در جهان هم جنس خدا نیست تا فرزند خدا باشد] و همه در برابر او مطیع و فرمانبردارند.///گفتند که خدا فرزندى گرفت. منزه است او. بلکه هر چه در آسمانها و زمین است از آن اوست و همه فرمانبردار اویند.///و گفتند: خدا فرزندى گرفته، [در حالى که‌] او منزه است، بلکه هر چه در آسمان‌ها و زمین است از آن اوست و همه فرمانبر اویند///و گفتند: «خداوند فرزندى براى خود اختیار کرده است.» او منزه است. بلکه هر چه در آسمانها و زمین است، از آن اوست، [و] همه فرمانپذیر اویند.///و [برخى از اهل کتاب و مشرکان] گفتند: «خداوند، فرزندى براى خود اختیار کرده است.» منزه است او، بلکه آنچه در آسمان‌ها و زمین است، از آن اوست و همه در برابر او فرمان برند.///گروهی گفتند: خدا دارای فرزند است. او پاک و منزه از آن است، بلکه هر چه در آسمانها و زمین است ملک اوست و همه فرمانبردار اویند.///و گفتند خداوند فرزندی برگزیده است، او منزه است، بلکه هر آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست و همه سر به راه او هستند///و (یهود و نصاری و مشرکان) گفتند: «خداوند، فرزندی برای خود انتخاب کرده است»! -منزه است او- بلکه آنچه در آسمانها و زمین است، از آن اوست؛ و همه در برابر او خاضعند!///و گفتند برگرفت خدا فرزندی منزه است او بلکه او را است آنچه در آسمانها است و زمین همگی برای اویند فروتنان‌///و گفتند: «خدا فرزندی (برای خود) برگرفته.» (او) منزه است. بلکه هر چه در آسمان‌ها و زمین است، تنها از آن اوست (و) همه (ی آفریدگان) برای او (بندگان و) خاضعانند‌. quran_en_fa To Him is due the primal origin of the heavens and the earth: When He decreeth a matter, He saith to it: "Be," and it is. [بی سابقه ماده، مدت و نقشه] پدیدآورنده آسمان‌ها و زمین است. وهنگامی که فرمان به وجود آمدن چیزی را صادر کند فقط به آن می‌گوید: «باش». پس بی درنگ می‌باشد.///[بی سابقه ماده، مدت و نقشه] پدیدآورنده آسمان‌ها و زمین است. وهنگامی که فرمان به وجود آمدن چیزی را صادر کند فقط به آن می‌گوید: «باش». پس بی درنگ می‌باشد.///آفریننده آسمانها و زمین است. چون اراده چیزى کند، مى‌گوید: موجود شو. و آن چیز موجود مى‌شود.///پدید آورنده‌ى آسمان‌ها و زمین است و چون چیزى را اراده کند همین که بگوید: باش، مى‌شود/// [او] پدید آورنده آسمانها و زمین [است‌]، و چون به کارى اراده فرماید، فقط مى‌گوید: «[موجود] باش»؛ پس [فورا موجود] مى‌شود.///پدیدآورنده‌ی آسمان‌ها و زمین اوست، و هنگامى که فرمان [آفرینش] چیزى را صادر کند، فقط مى‌گوید: «باش!» پس آن [چیز، بى‌درنگ] موجود مى‌شود.///او آفریننده آسمانها و زمین است و چون اراده آفریدن چیزی کند، به محض آنکه گوید: موجود باش، موجود خواهد شد.///نو پدیدآورنده آسمانها و زمین است، و چون به کاری اراده کند، فقط می‌گوید موجود شو و بی‌درنگ موجود می‌شود///هستی بخش آسمانها و زمین اوست! و هنگامی که فرمان وجود چیزی را صادر کند، تنها می‌گوید: «موجود باش!» و آن، فوری موجود می‌شود.///پدیدآرنده آسمانها و زمین و هرگاه بگذارند امری را جز این نیست که گویدش بشو پس بشود///(او) پدیدآورنده‌ی آغازین آسمان‌ها و زمین بدون هیچ سابقه‌ای است و هنگامی که (تکوین) چیزی را اراده فرماید، پس تنها برای آن می‌گوید: «شو»، پس می‌شود. quran_en_fa Say those without knowledge: "Why speaketh not Allah unto us? or why cometh not unto us a Sign?" So said the people before them words of similar import. Their hearts are alike. We have indeed made clear the Signs unto any people who hold firmly to Faith (in their hearts). و کسانی که نادان و ناآگاهند، گفتند: چرا خدا با ما سخن نمی‌گوید یا نشانه و معجزه‌ای برای ما نمی‌آید؟ گذشتگان آنان نیز مانند گفته ایشان را گفتند؛ دل هایشان [در تعصب، لجاجت، عناد و نادانی] شبیه هم است. تحقیقا ما [به اندازه لازم] نشانه‌ها را برای اهل باور بیان کرده‌ایم.///و کسانی که نادان و ناآگاهند، گفتند: چرا خدا با ما سخن نمی‌گوید یا نشانه و معجزه‌ای برای ما نمی‌آید؟ گذشتگان آنان نیز مانند گفته ایشان را گفتند؛ دل هایشان [در تعصب، لجاجت، عناد و نادانی] شبیه هم است. تحقیقا ما [به اندازه لازم] نشانه‌ها را برای اهل باور بیان کرده‌ایم.///نادانان گفتند: چرا خدا با ما سخن نمى‌گوید؟ یا معجزه‌اى بر ما نمى‌آید؟ پیشینیانشان نیز چنین سخنانى مى‌گفتند. دلهایشان همانند یکدیگر است. ما براى آنان که به یقین رسیده‌اند، آیات را بیان کرده‌ایم.///و نادان‌ها گفتند: چرا خدا با ما [بى واسطه‌] سخن نمى‌گوید یا معجزه‌اى سوى ما نمى‌آید؟ گذشتگان آنها نیز چنین مى‌گفتند، دل‌هایشان به هم مى‌ماند. البته ما آیات را براى اهل یقین بیان کرده‌ایم///افراد نادان گفتند: «چرا خدا با ما سخن نمى‌گوید؟ یا براى ما معجزه‌اى نمى‌آید؟» کسانى که پیش از اینان بودند [نیز] مثل همین گفته ایشان را مى‌گفتند. دلها [و افکار] شان به هم مى‌ماند. ما نشانه‌ها [ى خود] را براى گروهى که یقین دارند، نیک روشن گردانیده‌ایم.///افراد ناآگاه گفتند: «چرا خدا با خود ما سخن نمى‌گوید؟ یا آیه و نشانه‌اى برای خود ما نمى‌آید؟» پیشینیان آنها نیز، همین‌گونه سخن مى‌گفتند، دل‌ها [و افکار] شان مشابه یکدیگر است، ولى ما [به اندازه‌ى کافى] آیات و نشانه‌ها را براى اهل یقین [و حقیقت‌جویان] روشن ساخته‌ایم.///مردم نادان اعتراض کردند که چرا خداوند با ما سخن نگوید، یا معجزه‌ای (و کتابی مطابق میل ما) بر ما نمی‌آید؟ پیشینیان هم به مانند اینان (به نادانی) چنین سخنان می‌گفتند؛ دلهاشان (در نافهمی) به هم شبیه است. ما ادله رسالت را برای اهل یقین روشن گردانیدیم.///نادانان گفتند چرا خداوند با ما [بی‌واسطه‌] سخن نمی‌گوید، یا چرا معجزه‌ای برای ما نازل نمی‌شود کسانی که پیش از اینان بودند نیز مانند سخن ایشان را گفتند، دل و درونشان همانند است، و ما آیات خود را برای مردمی که اهل یقین هستند، روشن ساخته‌ایم‌///افراد ناآگاه گفتند: «چرا خدا با ما سخن نمی‌گوید؟! و یا چرا آیه و نشانه‌ای برای خود ما نمی‌آید؟!» پیشینیان آنها نیز، همین گونه سخن می‌گفتند؛ دلها و افکارشان مشابه یکدیگر است؛ ولی ما (به اندازه کافی) آیات و نشانه‌ها را برای اهل یقین (و حقیقت‌جویان) روشن ساخته‌ایم.///و گفتند آنان که نمی‌دانند چرا سخن نگوید با ما خدا یا نیاید ما را آیتی بدینسان گفتند آنان که پیش از ایشان بودند همانند گفتار ایشان ماننده شده است دلهای آنان همانا بیان کردیم آیتها را برای گروهی که یقین دارند///و کسانی (همچون مشرکان) که (از نظر وحیانی) نمی‌دانند، گفتند: «چرا خدا با ما سخن نمی‌گوید؟ یا برای ما نشانه‌ای نمی‌آید؟» این‌گونه، کسانی که پیش از اینان بودند (نیز) مثل همین گفته‌ی ایشان را گفتند، (و) دل‌ها (و افکار) شان همانند یکدیگر بوده است. ما بی‌چون نشانه‌ها (ی خود) را برای گروهی که یقین می‌آورند، نیک روشن گردانیده‌ایم. quran_en_fa Verily We have sent thee in truth as a bearer of glad tidings and a warner: But of thee no question shall be asked of the Companions of the Blazing Fire. قطعا ما تو را به درستی و راستی، بشارت دهنده وبیم رسان فرستادیم، و تو [بعد از ابلاغ پیام حق] مسؤول [ایمان نیاوردن و وضع و حال] دوزخیان نیستی.///قطعا ما تو را به درستی و راستی، بشارت دهنده وبیم رسان فرستادیم، و تو [بعد از ابلاغ پیام حق] مسؤول [ایمان نیاوردن و وضع و حال] دوزخیان نیستی.///ما تو را که سزاوار هستى، به رسالت فرستادیم، تا مژده دهى و بیم دهى. تو مسئول دوزخیان نیستى.///ما تو را به حق فرستادیم تا بشارت دهنده و ترساننده باشى و تو مسئول [گمراهى‌] دوزخیان نیستى///ما تو را بحق فرستادیم، تا بشارتگر و بیم‌دهنده باشى، و [لى‌] درباره دوزخیان، از تو پرسشى نخواهد شد.///[اى رسول!] ما تو را به حق فرستادیم تا بشارت‌گر و بیم‌دهنده باشى و تو مسئول دوزخیان [و جهنم رفتن آنان] نیستى.///(ای پیغمبر) ما تو را به حق فرستادیم که مردم را (به نعمت بهشت) مژده دهی و (از عذاب جهنم) بترسانی، و تو مسئول کافران که به راه جهنم رفتند نیستی.///ما تو را به حق مژده‌بخش و هشداردهنده فرستاده‌ایم و با تو درباره دوزخیان چون و چرا نکنند///ما تو را به حق، برای بشارت و بیم دادن (مردم جهان) فرستادیم؛ و تو مسئول (گمراهی) دوزخیان (پس از ابلاغ رسالت) نیستی!///همانا فرستادیمت به حق بشارت‌دهنده و ترساننده و پرسیده نمی‌شوی تو از دوزخیان‌///ما همواره تو را به تمامی حق فرستادیم، حال آنکه بشارتگر و هشداردهنده‌‌ای، و درباره‌ی دوزخیان تو مسئول نیستی. quran_en_fa Never will the Jews or the Christians be satisfied with thee unless thou follow their form of religion. Say: "The Guidance of Allah,-that is the (only) Guidance." Wert thou to follow their desires after the knowledge which hath reached thee, then wouldst thou find neither Protector nor helper against Allah. یهود و نصاری هرگز از تو راضی نمی‌شوند تا آنکه از آیینشان پیروی کنی. بگو: مسلما هدایت خدا فقط هدایت [واقعی] است. و اگر پس از دانشی که [چون قرآن] برایت آمده از هوا و هوس‌های آنان پیروی کنی، از سوی خدا هیچ سرپرست و یاوری برای تو نخواهد بود.///یهود و نصاری هرگز از تو راضی نمی‌شوند تا آنکه از آیینشان پیروی کنی. بگو: مسلما هدایت خدا فقط هدایت [واقعی] است. و اگر پس از دانشی که [چون قرآن] برایت آمده از هوا و هوس‌های آنان پیروی کنی، از سوی خدا هیچ سرپرست و یاوری برای تو نخواهد بود.///یهودان و ترسایان از تو خشنود نمى‌شوند، تا به آیینشان گردن نهى. بگو: هدایت، هدایتى است که از جانب خدا باشد. اگر از آن پس که خدا تو را آگاه کرده است از خواسته آنها پیروى کنى، هیچ یاور و مددکارى از جانب او نخواهى داشت.///و یهود و نصارا هرگز از تو راضى نخواهند شد مگر آن که از آیین آنها پیروى کنى. بگو: بى‌تردید هدایت واقعى همان هدایت خداست. و اگر پس از دانشى که تو را حاصل شده از هوس‌هاى آنها پیروى کنى در برابر خدا هیچ سرپرست و یاورى نخواهى داشت///و هرگز یهودیان و ترسایان از تو راضى نمى‌شوند، مگر آنکه از کیش آنان پیروى کنى. بگو: «در حقیقت، تنها هدایت خداست که هدایت [واقعى‌] است.» و چنانچه پس از آن علمى که تو را حاصل شد، باز از هوسهاى آنان پیروى کنى، در برابر خدا سرور و یاورى نخواهى داشت.///[اى پیامبر!] هرگز یهود و نصارا از تو راضى نخواهند شد تا [آنکه تسلیم خواسته‌ی آنان شوى و] از آیین آنان پیروى کنى. بگو: «هدایت، تنها هدایت الهى است.» و اگر از هوا و هوس‌هاى آنان پیروى کنى، بعد از آنکه علم [الهى] نزد تو آمد، هیچ سرور و یاورى از ناحیه‌ی خداوند براى تو نخواهد بود.///هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد مگر آنکه پیروی از آیین آنها کنی. بگو: راهی که خدا بنماید به یقین راه حق تنها همان است؛ و البته اگر از میل و خواهش آنها پیروی کنی بعد از آنکه طریق حق را دریافتی، دیگر از سوی خدا یار و یاوری نخواهی داشت.///و یهودیان و مسیحیان هرگز از تو خشنود نخواهند شد مگر آنکه از آیین آنها پیروی کنی، بگو هدایت هدایت الهی است، و اگر پس از دانشی که بر تو [فرود] آمده است، از خواسته‌های آنان پیروی کنی، در برابر خداوند یار و یاوری نداری‌///هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواسته‌های آنها شوی، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروی کنی. بگو: «هدایت، تنها هدایت الهی است!» و اگر از هوی و هوسهای آنان پیروی کنی، بعد از آنکه آگاه شده‌ای، هیچ سرپرست و یاوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود.///و هرگز راضی نشوند از تو جهودان و نه ترسایان تا پیروی کنی آیین آنان را بگو همانا هدایت خدا است هدایت و اگر پیروی کنی هوسهای آنان را پس از آنچه بیامدت از دانش نباشدت از خدا دوست و نه یاوری‌///و هرگز یهودیان و نصرانیان از تو راضی نمی‌شوند، تا آنکه از کیش آنان پیروی کنی. بگو: «در حقیقت، هدایت، تنها، هدایت خداست. ‌» و اگر بی‌گمان پس از آن علم (وحیانی) که تو را حاصل آمد، از هوس‌های آنان پیروی کنی، از خدا برای تو هیچ سرپرست و هیچ یاوری نیست. quran_en_fa Those to whom We have sent the Book study it as it should be studied: They are the ones that believe therein: Those who reject faith therein,- the loss is their own. کسانی که کتاب آسمانی به آنان عطا کرده‌ایم، آن را به طوری که شایسته آن است قرائت می‌کنند [و آن قرائت نمودن با تدبر و به قصد عمل است] اهل ایمان به آن [کتاب] هستند و کسانی که به آن کفر می‌ورزند فقط آنان زیانکارند.///کسانی که کتاب آسمانی به آنان عطا کرده‌ایم، آن را به طوری که شایسته آن است قرائت می‌کنند [و آن قرائت نمودن با تدبر و به قصد عمل است] اهل ایمان به آن [کتاب] هستند و کسانی که به آن کفر می‌ورزند فقط آنان زیانکارند.///کسانى که کتابشان داده‌ایم و آنچنان که سزاوار است آن را مى خوانند، مؤمنان به آن هستند، و آنان که به آن ایمان ندارند، زیانکاران هستند.///کسانى که کتابشان داده‌ایم، آن را چنان که باید مى‌خوانند. همین‌ها به آن ایمان مى‌آورند، و کسانى که بدان کافر شوند آنها واقعا زیانکارند///کسانى که کتاب [آسمانى‌] به آنان داده‌ایم، [و] آن را چنانکه باید مى‌خوانند، ایشانند که بدان ایمان دارند. و [لى‌] کسانى که بدان کفر ورزند، همانانند که زیانکارانند.///کسانى که به آنها کتاب آسمانى داده‌ایم و آنرا چنان که سزاوار است، تلاوت [و عمل] مى‌کنند، آنان به آن ایمان مى‌آورند و کسانى که به آن کافر شوند، آنان همان زیانکارانند.///کسانی که کتاب بر آنها فرستادیم آن را خوانده و حق خواندن آن را (در مقام عمل نیز) بجا آورند، آنان اهل ایمانند و آنها که به کتاب خدا کافر شوند (و حق شناسی نکنند) آن گروه زیانکاران عالمند.///کسانی که به آنان کتاب داده‌ایم [و] آن را چنانکه باید و شاید می‌خوانند، آنانند که به آن ایمان می‌آورند و کسانی که آن را انکار می‌کنند، زیانکارند///کسانی که کتاب آسمانی به آنها داده‌ایم [= یهود و نصاری‌] آن را چنان که شایسته آن است می‌خوانند؛ آنها به پیامبر اسلام ایمان می‌آورند؛ و کسانی که به او کافر شوند، زیانکارند.///آنان که بدیشان دادیم کتاب را تلاوتش کنند حق تلاوت آن، آنان ایمان آرند بدان و کسی که کفر ورزد بدان همانا ایشانند زیانکاران‌///کسانی که کتاب (وحیانی) به آنان دادیم، حال آنکه آن را با دیده‌ی حق‌ (نگر) می‌خوانند (و پیروی می‌کنند)، ایشان بدان [: قرآن] ایمان می‌آورند، و کسانی که بدان کفر ورزند، همانا زیان‌کارانند. quran_en_fa O Children of Israel! call to mind the special favour which I bestowed upon you, and that I preferred you to all others (for My Message). ای بنی اسرائیل! نعمت‌های مرا که به شما عطا کردم و اینکه شما را بر جهانیان [زمان خودتان] برتری دادم، یاد کنید.///ای بنی اسرائیل! نعمت‌های مرا که به شما عطا کردم و اینکه شما را بر جهانیان [زمان خودتان] برتری دادم، یاد کنید.///اى بنى اسرائیل، از آن نعمتى که بر شما ارزانى داشتم و شما را بر جهانیان برترى دادم، یاد کنید.///اى بنى اسرائیل! نعمتى را که بر شما ارزانى داشتم و شما را بر جهانیان [مردم زمانه‌] برترى دادم یاد کنید///اى فرزندان اسرائیل، نعمتم را، که بر شما ارزانى داشتم، و اینکه شما را بر جهانیان برترى دادم، یاد کنید.///اى بنى‌اسرائیل! نعمت مرا که به شما ارزانى داشتم و شما را بر جهانیان برترى بخشیدم، یاد کنید.///ای بنی اسرائیل، به یاد آرید نعمتی را که به شما عطا کردم و اینکه شما را بر همه مردم فضیلت و برتری دادم.///ای بنی‌اسرائیل نعمتم را که بر شما ارزانی داشتم و اینکه شما را بر جهانیان [هم زمانتان‌] برتری بخشیدم، یاد کنید///ای بنی اسرائیل! نعمت مرا، که به شما ارزانی داشتم، به یاد آورید! و (نیز به خاطر آورید) که من شما را بر جهانیان برتری بخشیدم!///ای بنی‌اسرائیل یاد آرید نعمت مرا که به شما دادم و آنکه برتری دادم شما را بر جهانیان‌///ای فرزندان اسرائیل! نعمت ویژه‌ام را - که بر شما ارزانی داشتم، و اینکه شما را بر جهانیان بی‌گمان برتری دادم - یاد کنید. quran_en_fa Then guard yourselves against a Day when one soul shall not avail another, nor shall compensation be accepted from her nor shall intercession profit her nor shall anyone be helped (from outside). و از روزی پروا کنید که نه کسی از کسی عذابی را دفع می‌کند، و نه از کسی [در برابر گناهانش] فدیه و عوضی می‌گیرند، و نه کسی را شفاعتی سود دهد، و نه [برای رهایی از آتش دوزخ] یاری می‌شوند.///و از روزی پروا کنید که نه کسی از کسی عذابی را دفع می‌کند، و نه از کسی [در برابر گناهانش] فدیه و عوضی می‌گیرند، و نه کسی را شفاعتی سود دهد، و نه [برای رهایی از آتش دوزخ] یاری می‌شوند.///و بترسید از روزى که هیچ کس دیگرى را به کار نیاید و فدیه پذیرفته نشود و شفاعت سودشان نکند و کسى به یاریشان برنخیزد.///و بترسید از روزى که هیچ کس چیزى را از دیگرى دفع نکند و از او عوض نپذیرند و هیچ شفاعتى به کارش نیاید و نه ایشان یارى شوند///و بترسید از روزى که هیچ کس چیزى [از عذاب خدا] را از کسى دفع نمى‌کند، و نه بدل و بلاگردانى از وى پذیرفته شود، و نه او را میانجیگرى سودمند افتد، و نه یارى شوند.///و بترسید از روزى که هیچکس چیزى [از عذاب خدا] را از دیگرى دفع نمی‌کند و هیچ‌گونه عوضى از او قبول نمی‌گردد و هیچ شفاعتى، او را سود ندهد و [از جانب هیچ کسى] یارى نمی‌شود.///و بترسید از روزی که هیچ کس اندکی به کار دیگری نیاید و به حال او سودی نبخشد و از هیچ کس فدایی پذیرفته نشود و شفاعت کسی او را سودمند نبود و آنان را یاوری نباشد.///و از روزی بترسید که کسی به داد کسی نرسد و از کسی بدل و بلاگردانی پذیرفته نشود و شفاعتی به حال او سود ندهد و یاری نیابند///از روزی بترسید که هیچ کس از دیگری دفاع نمی‌کند؛ و هیچ‌گونه عوضی از او قبول نمی‌شود؛ و شفاعت، او را سود نمی‌دهد؛ و (از هیچ سوئی) یاری نمی‌شوند!///و بترسید روزی را که کفایت نکند کسی از کسی چیزی را و نه پذیرفته شود از او بدلی و نه سود دهدش شفاعتی و نه یاری شوند///از روزی بترسید که هیچ کس از دیگری دفاع نمی‌کند؛ و هیچ‌گونه عوضی از او قبول نمی‌شود؛ و شفاعت، او را سود نمی‌دهد؛ و (از هیچ سوئی) یاری نمی‌شوند! quran_en_fa And remember that Abraham was tried by his Lord with certain commands, which he fulfilled: He said: "I will make thee an Imam to the Nations." He pleaded: "And also (Imams) from my offspring!" He answered: "But My Promise is not within the reach of evil-doers." و [یاد کنید] هنگامی که ابراهیم را پروردگارش به اموری [دشوار و سخت] آزمایش کرد، پس او همه را به طور کامل به انجام رسانید، پروردگارش [به خاطر شایستگی ولیاقت او] فرمود: من تو را برای همه مردم پیشوا و امام قرار دادم. ابراهیم گفت: و از دودمانم [نیز پیشوایانی برگزین]. [پروردگار] فرمود: پیمان من [که امامت و پیشوایی است] به ستمکاران نمی‌رسد.///و [یاد کنید] هنگامی که ابراهیم را پروردگارش به اموری [دشوار و سخت] آزمایش کرد، پس او همه را به طور کامل به انجام رسانید، پروردگارش [به خاطر شایستگی ولیاقت او] فرمود: من تو را برای همه مردم پیشوا و امام قرار دادم. ابراهیم گفت: و از دودمانم [نیز پیشوایانی برگزین]. [پروردگار] فرمود: پیمان من [که امامت و پیشوایی است] به ستمکاران نمی‌رسد.///و پروردگار ابراهیم او را به کارى چند بیازمود و ابراهیم آن کارها را به تمامى به انجام رسانید. خدا گفت: من تو را پیشواى مردم گردانیدم. گفت: فرزندانم را هم؟ گفت: پیمان من ستمکاران را در بر نگیرد.///و هنگامى که خدا ابراهیم را با کلماتى بیازمود و او همه را به اتمام رسانید، گفت: من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم. [ابراهیم‌] گفت: از خاندانم چطور؟ فرمود: عهد من به ستمکاران نمى‌رسد///و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتى بیازمود، و وى آن همه را به انجام رسانید، [خدا به او] فرمود: «من تو را پیشواى مردم قرار دادم.» [ابراهیم‌] پرسید: «از دودمانم [چطور]؟» فرمود: «پیمان من به بیدادگران نمى‌رسد.»///و هنگامى که پروردگار ابراهیم، او را با حوادث گوناگونى آزمود و او به خوبى از عهده‌ی آزمایش برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام مردم قرار دادم.» ابراهیم گفت: «از دودمان من نیز [امامانى قرار بده].» خداوند فرمود: «پیمان من به ستمکاران نمى‌رسد».///و (به یاد آر) هنگامی که خدا ابراهیم را به اموری امتحان فرمود و او همه را به جای آورد، خدا به او گفت: من تو را به پیشوایی خلق برگزینم، ابراهیم عرض کرد: به فرزندان من چه؟ فرمود: (اگر شایسته باشند می‌دهم، زیرا) عهد من به مردم ستمکار نخواهد رسید.///و چون ابراهیم را پروردگارش به شعائری چند آزمود [و آموزش داد] و او آنها را به انجام رساند، فرمود من تو را پیشوای مردم می‌گمارم گفت و از زاد و رود من [چه کسی را می‌گماری؟] فرمود عهد من به ستمکاران [مشرکان‌] نمی‌رسد///(به خاطر آورید) هنگامی که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود. و او به خوبی از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من (نیز امامانی قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمی‌رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شایسته این مقامند)».///و هنگامی که بیازمود ابراهیم را پروردگار او با کلماتی پس به انجام رسانید آنها را گفت همانا گرداننده توام از برای مردم پیشوائی گفت و از نژاد من گفت نرسد عهد من به ستمگران‌///و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتی (نشانگر اخلاصی ویژه) آزمونی آتشین کرد، پس وی همه‌ی آنها را به اتمام رسانید. (خدا به او) فرمود: «من تو را پیشوای مردمان (و کل مکلفان) قراردهنده‌ام.» (ابراهیم) گفت: «و از دودمانم (نیز)؟» فرمود: «این پیمان (ویژه‌ی) من به بیدادگران‌ (شان) در نرسد.» quran_en_fa Remember We made the House a place of assembly for men and a place of safety; and take ye the station of Abraham as a place of prayer; and We covenanted with Abraham and Isma'il, that they should sanctify My House for those who compass it round, or use it as a retreat, or bow, or prostrate themselves (therein in prayer). و [یاد کنید] هنگامی که ما این خانه [کعبه] را برای همه مردم محل گردهمایی و جای امن وامان قرار دادیم، و [فرمان دادیم:] از مقام ابراهیم جایگاهی برای نماز انتخاب کنید. و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه‌ام را برای طواف کنندگان و اعتکاف کنندگان و رکوع کنندگان وسجده گذاران [از هر آلودگی ظاهری و باطنی] پاکیزه کنید.///و [یاد کنید] هنگامی که ما این خانه [کعبه] را برای همه مردم محل گردهمایی و جای امن وامان قرار دادیم، و [فرمان دادیم:] از مقام ابراهیم جایگاهی برای نماز انتخاب کنید. و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه‌ام را برای طواف کنندگان و اعتکاف کنندگان و رکوع کنندگان وسجده گذاران [از هر آلودگی ظاهری و باطنی] پاکیزه کنید.///و کعبه را جایگاه اجتماع و مکان امن مردم ساختیم. مقام ابراهیم را نمازگاه خویش گیرید. ما ابراهیم و اسماعیل را فرمان دادیم: خانه مرا براى طواف‌کنندگان و مقیمان و راکعان و ساجدان پاکیزه دارید.///و آن‌گاه که کعبه را محل اجتماع و جایگاه امن مردم قرار دادیم و [گفتیم‌]: مقام ابراهیم را محل نماز قرار دهید، و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه مرا براى کسانى که براى طواف و اعتکاف و نماز مى‌آیند پاکیزه کنید///و چون خانه [کعبه‌] را براى مردم محل اجتماع و [جاى‌] امنى قرار دادیم، [و فرمودیم:] «در مقام ابراهیم، نمازگاهى براى خود اختیار کنید»، و به ابراهیم و اسماعیل فرمان دادیم که: «خانه مرا براى طواف‌کنندگان و معتکفان و رکوع و سجودکنندگان پاکیزه کنید.»///و [به یادآور] هنگامى که خانه [ى کعبه] را محل بازگشت و اجتماع و مرکز امن براى مردم قرار دادیم [و گفتیم]: «از مقام ابراهیم، جایگاهى براى نماز انتخاب کنید.» و به ابراهیم و اسماعیل تکلیف کردیم که: «خانه‌ی مرا براى طواف‌کنندگان و معتکفان و رکوع‌کنندگان سجده‌گزار، پاک و پاکیزه کنید.»///و (به یاد آر) هنگامی که ما خانه کعبه را مرجع امر دین خلق و مقام امن مقرر داشتیم و (دستور داده شد که) مقام ابراهیم را جایگاه پرستش خدا قرار دهید و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که حرم مرا (از بت) بپردازید و پاکیزه دارید برای اهل ایمان که به طواف و اعتکاف حرم آیند و در آن نماز و طاعت خدا به جای آرند.///و یاد کنید که خانه [کعبه‌] را بازگشتگاه و حرم امن مردم قرار دادیم و [گفتیم‌] از مقام ابراهیم نمازگاهی بسازید و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه‌ام را برای غریبان [مسافران‌] و مقیمان و نمازگزاران پاکیزه گردانید///و (به خاطر بیاورید) هنگامی که خانه کعبه را محل بازگشت و مرکز امن و امان برای مردم قرار دادیم! و (برای تجدید خاطره،) از مقام ابراهیم، عبادتگاهی برای خود انتخاب کنید! و ما به ابراهیم و اسماعیل امر کردیم که: «خانه مرا برای طواف‌کنندگان و مجاوران و رکوع‌کنندگان و سجده‌کنندگان، پاک و پاکیزه کنید!»///و هنگامی که گردانیدیم خانه را بازگشتگاهی برای مردم و امنی برگیرید از مقام ابراهیم نمازگاهی و سپردیم به ابراهیم و اسماعیل که پاک دارید خانه مرا برای طواف‌کنندگان و معتکفان و رکوع‌گزاران سجده‌کنان‌///و چون خانه [: کعبه] را برای مردم جایگاه و پناهگاه امنی قرار دادیم (و فرمودیم): «از مقام ابراهیم، جایگاه نمازی برای خود اختیار کنید.» و به ابراهیم و اسماعیل فرمان دادیم که: «خانه‌ی مرا برای طواف‌کنندگان و معتکفان و رکوع کنندگان و سجودکنندگان پاکیزه گردانید.» quran_en_fa And remember Abraham said: "My Lord, make this a City of Peace, and feed its people with fruits,-such of them as believe in Allah and the Last Day." He said: "(Yea), and such as reject Faith,-for a while will I grant them their pleasure, but will soon drive them to the torment of Fire,- an evil destination (indeed)!" و [یاد کنید] آن گاه که ابراهیم گفت: پروردگارا! این [مکان] را شهری امن قرار ده و اهلش را آنان که به خدا و روز قیامت ایمان آورده‌اند از هر نوع میوه و محصول روزی بخش. خدا فرمود: [دعایت را درباره مؤمنان اجابت کردم، ولی] هر که کفر ورزد بهره اندکی به او خواهم داد، سپس او را به عذاب آتش می‌کشانم و آن بد بازگشت گاهی است.///و [یاد کنید] آن گاه که ابراهیم گفت: پروردگارا! این [مکان] را شهری امن قرار ده و اهلش را آنان که به خدا و روز قیامت ایمان آورده‌اند از هر نوع میوه و محصول روزی بخش. خدا فرمود: [دعایت را درباره مؤمنان اجابت کردم، ولی] هر که کفر ورزد بهره اندکی به او خواهم داد، سپس او را به عذاب آتش می‌کشانم و آن بد بازگشت گاهی است.///و ابراهیم گفت: اى پروردگار من، این شهر را جاى امنى گردان و از مردمش آنان را که به خدا و روز قیامت ایمان دارند، از هر ثمره روزى ساز. گفت: هر کس که کافر شد او را اندک برخوردارى دهم، سپس به عذاب آتش دچارش گردانم، که بد سرانجامى است.///و آن‌گاه که ابراهیم عرضه داشت: پروردگارا! این مکان را شهر امنى قرار ده و مردمش را از نعمت‌هاى فراوان روزى بخش، مردمى که به خدا و روز واپسین ایمان آرند. فرمود: اما آن که کافر شود، اندکى برخوردارش مى‌کنم، سپس او را به سوى عذاب آتش مى‌کشانم و چه بد سر///و چون ابراهیم گفت: «پروردگارا، این [سرزمین‌] را شهرى امن گردان، و مردمش را -هر کس از آنان که به خدا و روز بازپسین ایمان بیاورد- از فرآورده‌ها روزى بخش»، فرمود: «و [لى‌] هر کس کفر بورزد، اندکى برخوردارش مى‌کنم، سپس او را با خوارى به سوى عذاب آتش [دوزخ‌] مى‌کشانم، و چه بد سرانجامى است.»///و هنگامى که ابراهیم گفت: «پروردگارا! این [سرزمین] را شهرى امن قرار ده و اهل آن را، آنان که به خدا و روز قیامت ایمان آورده‌اند، از ثمرات [گوناگون] روزى ده!» [خداوند] فرمود: «و به آنهایى که کافر شوند [نیز] بهره‌ى اندکى خواهم داد. سپس آنها را به قهر به سوى عذاب آتش مى‌کشانم و چه بد، سرانجامى است.»///و (به یاد آر) هنگامی که ابراهیم عرض کرد: پروردگارا، این شهر را محل امن و آسایش قرار ده و اهلش را که ایمان به خدا و روز قیامت آورده‌اند از انواع روزیها بهره‌مند ساز، خدا فرمود: و هر که (با وجود این نعمت) سپاس نگزارد و راه کفر پیماید‌گر چه در دنیا او را اندکی بهره‌مند کنم، لیکن در آخرت ناچار معذب به آتش دوزخ گردانم که بد منزلگاهی است.///و چون ابراهیم گفت پروردگارا اینجا را شهری امن بگردان و از اهلش هرکس را که به خداوند و روز بازپسین ایمان دارد از فرآورده‌ها روزی ببخش، فرمود و هرکس که کفرورزد، اندکی بهره‌مندش گردانم سپس دچار عذاب دوزخش سازم و چه بد سرانجامی است‌///و (به یاد آورید) هنگامی را که ابراهیم عرض کرد: «پروردگارا! این سرزمین را شهر امنی قرار ده! و اهل آن را -آنها که به خدا و روز بازپسین، ایمان آورده‌اند- از ثمرات (گوناگون)، روزی ده!» گفت: «(ما دعای تو را اجابت کردیم؛ و مؤمنان را از انواع برکات، بهره‌مند ساختیم؛) اما به آنها که کافر شدند، بهره کمی خواهیم داد؛ سپس آنها را به عذاب آتش می‌کشانیم؛ و چه بد سرانجامی دارند»///و هنگامی که گفت ابراهیم پروردگارا بگردان این را شهرستانی امن و روزی ده اهلش را از ثمرات آن که ایمان آورده است از ایشان به خدا و روز بازپسین گفت و آن کس که کفر ورزیده است کامیابیش دهم اندکی و سپس کشانمش بسوی عذاب آتش و چه زشت است آن بازگشتگاه‌///و چون ابراهیم گفت: «پروردگارم! این (سرزمین) را شهری امین و با امان گردان و مردمش را - هر کس از آنان که به خدا و روز بازپسین ایمان بیاورد - از همه‌ی ثمرات و فرآورده‌ها (ی جهان) روزی بخش‌»، (خدا) فرمود: «و هر کس (هم) کفر بورزد، پس اندکی برخوردارش می‌کنم، سپس او را با اضطرار [: به ناچار] سوی عذاب آتش (دوزخ) می‌کشانم، و چه بد سرانجامی است.» quran_en_fa And remember Abraham and Isma'il raised the foundations of the House (With this prayer): "Our Lord! Accept (this service) from us: For Thou art the All-Hearing, the All-knowing. و [یاد کنید] زمانی که ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه کعبه را بالا می‌بردند [و به پیشگاه حق می‌گفتند:] پروردگارا! [این عمل را] از ما بپذیر که تو شنوا و دانایی،///و [یاد کنید] زمانی که ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه کعبه را بالا می‌بردند [و به پیشگاه حق می‌گفتند:] پروردگارا! [این عمل را] از ما بپذیر که تو شنوا و دانایی،///و چون ابراهیم و اسماعیل پایه‌هاى خانه را بالا بردند، گفتند: اى پروردگار ما، از ما بپذیر، که تو شنوا و دانا هستى.///و آن‌گاه که ابراهیم و اسماعیل پایه‌هاى خانه کعبه را بالا مى‌بردند [گفتند:] پروردگارا! از ما بپذیر، که تنها تو شنوا و دانایى///و هنگامى که ابراهیم و اسماعیل پایه‌هاى خانه [کعبه‌] را بالا مى‌بردند، [مى‌گفتند:] «اى پروردگار ما، از ما بپذیر که در حقیقت، تو شنواى دانایى.///و هنگامى که ابراهیم و اسماعیل، پایه‌هاى خانه [کعبه] را بالا مى‌بردند [و مى‌گفتند]: «پروردگارا! از ما بپذیر! همانا تو شنوا و دانایى!///و (یاد آر) وقتی که ابراهیم و اسماعیل دیوارهای خانه کعبه را بر می‌افراشتند عرض کردند: پروردگارا (این خدمت) از ما قبول فرما، که تویی که (دعای خلق را) شنوا و (به اسرار همه) دانایی.///و چون ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه [کعبه‌] را برآوردند [گفتند] پروردگارا از ما بپذیر که تویی شنوای دانا///و (نیز به یاد آورید) هنگامی را که ابراهیم و اسماعیل، پایه‌های خانه (کعبه) را بالا می‌بردند، (و می‌گفتند:) «پروردگارا! از ما بپذیر، که تو شنوا و دانایی!///و هنگامی که برمیافراشت ابراهیم ستونهای خانه را و اسماعیل پروردگارا بپذیر از ما همانا توئی شنونده دانا///و چون ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه [: کعبه] را بالا می‌برند (می‌گفتند:) «پروردگارمان! از ما بپذیر. بی‌گمان تو همان شنوای دانایی.» quran_en_fa "Our Lord! make of us Muslims, bowing to Thy (Will), and of our progeny a people Muslim, bowing to Thy (will); and show us our place for the celebration of (due) rites; and turn unto us (in Mercy); for Thou art the Oft-Returning, Most Merciful. پروردگارا! ما را [با همه وجود] تسلیم خود قرار ده، و نیز از دودمان ما امتی که تسلیم تو باشند پدید آر، و راه و رسم عبادتمان را به ما نشان ده، و توبه ما را بپذیر، که تو بسیار توبه پذیر و مهربانی،///پروردگارا! ما را [با همه وجود] تسلیم خود قرار ده، و نیز از دودمان ما امتی که تسلیم تو باشند پدید آر، و راه و رسم عبادتمان را به ما نشان ده، و توبه ما را بپذیر، که تو بسیار توبه پذیر و مهربانی،///اى پروردگار ما، ما را فرمانبردار خویش ساز و نیز فرزندان ما را فرمانبردار خویش گردان، و مناسکمان را به ما بیاموز، و توبه ما بپذیر که تو توبه‌پذیرنده و مهربان هستى.///پروردگارا! ما را تسلیم فرمان خود گردان و از نسل ما امتى فرمانبردار خویش پدید آور، و آداب دینى ما را به ما نشان ده و بر ما ببخشاى بى‌تردید تویى توبه پذیر مهربان///پروردگارا، ما را تسلیم [فرمان‌] خود قرار ده؛ و از نسل ما، امتى فرمانبردار خود [پدید آر]؛ و آداب دینى ما را به ما نشان ده؛ و بر ما ببخشاى، که تویى توبه‌پذیر مهربان.///پروردگارا! ما را تسلیم خود قرار ده و از نسل ما [نیز] امتى که تسلیم تو باشند، پدید آور و راه و روش پرستش را به ما نشان ده و توبه‌ى ما را بپذیر، که همانا تو، توبه‌پذیر مهربانى!»///پروردگارا، دل ما را تسلیم فرمان خود گردان و فرزندان ما را نیز امتی تسلیم و رضای خود بدار، و راه پرستش و طاعت را به ما بنما و بر ما (وظیفه بندگی را) سهل و آسان‌گیر، که تویی توبه‌پذیر و مهربان.///پروردگارا ما را فرمانبردار خویش بگردان و از زاد و رود ما امتی فرمانبردار خویش پدید آور و مناسک ما را به ما بنما، و از ما درگذر که تویی توبه‌پذیر مهربان‌///پروردگارا! ما را تسلیم فرمان خود قرار ده! و از دودمان ما، امتی که تسلیم فرمانت باشند، به وجود آور! و طرز عبادتمان را به ما نشان ده و توبه ما را بپذیر، که تو توبه‌پذیر و مهربانی!///بار پروردگارا بگردان ما را اسلام آرندگانی برای تو و از نژاد ما مردمی اسلام‌آورنده برای تو و بنمای به ما عبادتهای ما را و توبه کن بر ما که توئی توبه‌پذیرنده مهربان‌///«پروردگارمان! ما را در (انحصار) تسلیمی برای خود قرار ده‌؛ و از نسل ما (هم)، امتی تسلیم برای خود پدید آر و آداب دینی (حج) ما را به ما نشان ده‌؛ و بر ما بازگشت فرمای، همواره تویی تو، بس بازگردنده‌ی (بر بندگان و) رحمتگر بر ویژگان.» quran_en_fa "Our Lord! send amongst them a Messenger of their own, who shall rehearse Thy Signs to them and instruct them in scripture and wisdom, and sanctify them: For Thou art the Exalted in Might, the Wise." پروردگارا! در میان آنان پیامبری از خودشان برانگیز، که آیات تو را بر آنان بخواند، و آنان را کتاب و حکمت بیاموزد، و [از آلودگی‌های ظاهری و باطنی] پاکشان کند؛ زیرا تو توانای شکست ناپذیر و حکیمی.///پروردگارا! در میان آنان پیامبری از خودشان برانگیز، که آیات تو را بر آنان بخواند، و آنان را کتاب و حکمت بیاموزد، و [از آلودگی‌های ظاهری و باطنی] پاکشان کند؛ زیرا تو توانای شکست ناپذیر و حکیمی.///اى پروردگار ما، از میانشان پیامبرى بر آنها مبعوث گردان تا آیات تو را برایشان بخواند و به آنها کتاب و حکمت بیاموزد و آنها را پاکیزه سازد و تو پیروزمند و حکیم هستى.///پروردگارا! در میان آنها پیامبرى از خودشان برانگیز تا آیات تو را بر آنان بخواند و کتاب و حکمتشان بیاموزد و آنها را تزکیه کند حقا که تنها تو عزیز و حکیمى///پروردگارا، در میان آنان، فرستاده‌اى از خودشان برانگیز، تا آیات تو را بر آنان بخواند، و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد و پاکیزه‌شان کند، زیرا که تو خود، شکست‌ناپذیر حکیمى.»///«پروردگارا! در میان آنان پیامبرى از خودشان برانگیز تا آیات تو را بر آنها بخواند و آنان را کتاب و حکمت بیاموزد و پاکیزه نماید، که تو خود توانا و حکیمى!»///پروردگارا، در میان آنان رسولی از خودشان برانگیز که بر آنان تلاوت آیات تو کند و آنان را علم کتاب و حکمت بیاموزد و روانشان را (از هر زشتی) پاک و منزه سازد، که تو بر هر کار که خواهی قدرت و علم کامل داری.///پروردگارا و از ایشان در میانشان پیامبری برانگیز که آیات تو را بر آنان بخواند و به آنان کتاب آسمانی و حکمت بیاموزد و پاکدلشان سازد که تویی پیروزمند فرزان‌///پروردگارا! در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیز، تا آیات تو را بر آنان بخواند، و آنها را کتاب و حکمت بیاموزد، و پاکیزه کند؛ زیرا تو توانا و حکیمی (و بر این کار، قادری)!»///بار پروردگارا و برانگیز در ایشان پیمبری از ایشان که تلاوت کند بر ایشان آیتهای تو را و بیاموزدشان کتاب و حکمت را و پاکشان سازد که توئی عزتمند حکیم‌///«پروردگارمان! و در میان آنان، فرستاده‌ای از خودشان برانگیز حال آنکه آیات تو را بر آنان می‌خواند و کتاب و حکمت به آنان می‌آموزد و پاکیزه‌شان می‌کند. بی‌گمان تو خود، (همان) عزیز حکیمی.» quran_en_fa And who turns away from the religion of Abraham but such as debase their souls with folly? Him We chose and rendered pure in this world: And he will be in the Hereafter in the ranks of the Righteous. وکیست که از آیین ابراهیم روی گردان شود، جز کسی که [خود را خوار و بی ارزش کند و] خویش را به نادانی و سبک مغزی زند؟ یقینا ما ابراهیم را در دنیا [به امامت و رسالت] برگزیدیم، و قطعا در آخرت از شایستگان است.///وکیست که از آیین ابراهیم روی گردان شود، جز کسی که [خود را خوار و بی ارزش کند و] خویش را به نادانی و سبک مغزی زند؟ یقینا ما ابراهیم را در دنیا [به امامت و رسالت] برگزیدیم، و قطعا در آخرت از شایستگان است.///چه کسى از کیش ابراهیم روى برمى‌تابد جز آنکه خود را بى‌خرد ساخته باشد؟ ابراهیم را در دنیا برگزیدیم و او در آخرت نیز از شایستگان است.///و چه کسى از آیین ابراهیم روى مى‌گرداند جز کسى که سبک مغزى کند؟ در حالى که ما او را در دنیا برگزیدیم و او در آخرت مسلما از شایستگان است///و چه کسى -جز آنکه به سبک‌مغزى گراید- از آیین ابراهیم روى برمى‌تابد؟ و ما او را در این دنیا برگزیدیم؛ و البته در آخرت [نیز] از شایستگان خواهد بود.///کیست که از آیین ابراهیم روى بگرداند، مگر کسى که خود را به نادانی و بى‌خردى زده است؟ و ما او را در این جهان برگزیدیم و قطعا او در جهان دیگر [نیز] از صالحان است.///و چه کس از آیین پاک ابراهیم روی گرداند به جز مردم بیخرد؟! زیرا ما ابراهیم را در دنیا (به شرف رسالت) برگزیدیم و البته در آخرت هم از شایستگان است.///و کیست که از آیین ابراهیم روی برتابد، مگر کسی که سبک‌سر باشد، و ما او را در دنیا برگزیده‌ایم و همو در آخرت از شایستگان است‌///جز افراد سفیه و نادان، چه کسی از آیین ابراهیم، (با آن پاکی و درخشندگی،) روی‌گردان خواهد شد؟! ما او را در این جهان برگزیدیم؛ و او در جهان دیگر، از صالحان است.///و کیست که روی بگرداند از آئین ابراهیم جز آن کس که تباه کرده است خویشتن را و همانا برگزیدیمش در دنیا و او است در آخرت از شایستگان‌///و چه کسی - جز آن کس که خویشتن را سبک داشته - از آیین ابراهیم روی بر می‌تابد؟ مگر کسی که خود را سبک [: سفیه] داشته. و به‌راستی ما او را در این دنیا بی‌چون برگزیدیم و به‌درستی همو در آخرت بی‌گمان از شایستگان است. quran_en_fa Behold! his Lord said to him: "Bow (thy will to Me):" He said: "I bow (my will) to the Lord and Cherisher of the Universe." [و یاد کنید] هنگامی که پروردگارش به او فرمود: تسلیم باش. گفت: به پروردگار جهانیان تسلیم شدم.///[و یاد کنید] هنگامی که پروردگارش به او فرمود: تسلیم باش. گفت: به پروردگار جهانیان تسلیم شدم.///و پروردگارش به او گفت: تسلیم شو. گفت: من در برابر پروردگار جهانیان تسلیمم.///آن‌گاه که پروردگارش به او گفت: سر به فرمان خدا نه. گفت: تسلیم پروردگار جهانیان شدم///هنگامى که پروردگارش به او فرمود: «تسلیم شو»، گفت: «به پروردگار جهانیان تسلیم شدم.»///هنگامى که پروردگار ابراهیم به او گفت: «تسلیم شو!» [او فرمان پروردگار را از جان و دل پذیرفت و] گفت: «در برابر پروردگار جهانیان تسلیم شدم.»///آن گاه (برگزیده شد) که خدا به او فرمود: ای ابراهیم سر به فرمان خدا فرود آر، عرض کرد: پروردگار عالمیان را مطیع فرمانم.///چون پروردگارش به او گفت فرمانبر باش، گفت فرمانبر پروردگار جهانیانم‌///در آن هنگام که پروردگارش به او گفت: اسلام بیاور! (و در برابر حق، تسلیم باش! او فرمان پروردگار را، از جان و دل پذیرفت؛ و) گفت: «در برابر پروردگار جهانیان، تسلیم شدم.»///هنگامی که بدو گفت پروردگارش اسلام آور گفت اسلام آوردم برای پروردگار جهانیان‌///چون پروردگارش به او فرمود: «تسلیم (من) شو»، گفت: «تنها برای پروردگار جهانیان تسلیم شدم.» quran_en_fa And this was the legacy that Abraham left to his sons, and so did Jacob; "Oh my sons! Allah hath chosen the Faith for you; then die not except in the Faith of Islam." و ابراهیم و یعقوب پسرانشان را به آیین اسلام سفارش کردند که‌ای پسران من! یقینا خدا این دین را برای شما برگزیده، پس شما باید جز در حالی که مسلمان باشید، نمیرید.///و ابراهیم و یعقوب پسرانشان را به آیین اسلام سفارش کردند که‌ای پسران من! یقینا خدا این دین را برای شما برگزیده، پس شما باید جز در حالی که مسلمان باشید، نمیرید.///ابراهیم به فرزندان خود وصیت کرد که در برابر خدا تسلیم شوند. و یعقوب به فرزندان خود گفت: اى فرزندان من، خدا براى شما این دین را برگزیده است، مباد بمیرید بى آنکه بدان گردن نهاده باشید.///و ابراهیم و یعقوب آیین توحید را به پسران خود سفارش نمودند [و گفتند:] اى پسران من! خدا این آیین پاک را براى شما برگزیده است، پس زنهار که بمیرید و مسلمان نباشید///و ابراهیم و یعقوب، پسران خود را به همان [آیین‌] سفارش کردند؛ [و هر دو در وصیتشان چنین گفتند:] «اى پسران من، خداوند براى شما این دین را برگزید؛ پس، البته نباید جز مسلمان بمیرید.»///و ابراهیم و یعقوب، فرزندان خود را به همان آیین سفارش کردند [و گفتند]: «فرزندان من! خداوند براى شما این دین [توحیدى] را برگزیده است. پس [تا پایان عمر بر آن باشید و] جز در حال تسلیم [و فرمانبردارى] نمیرید.»///و ابراهیم و یعقوب بدین گونه به فرزندان خود سفارش و توصیه نمودند که‌ای فرزندان من، خدا برای شما آیین پاک برگزید، پس (پیروی کنید و) تا گاه جان سپردن الا تسلیم رضای خدا نباشید.///و ابراهیم و یعقوب پسرانشان را به آن سفارش کردند که‌ای فرزندان من خداوند این دین را برای شما برگزیده است، مبادا که جز به فرمانبرداری، [از جهان‌] درگذرید///و ابراهیم و یعقوب (در واپسین لحظات عمر،) فرزندان خود را به این آیین، وصیت کردند؛ (و هر کدام به فرزندان خویش گفتند:) «فرزندان من! خداوند این آیین پاک را برای شما برگزیده است؛ و شما، جز به آیین اسلام [= تسلیم در برابر فرمان خدا] از دنیا نروید!»///و وصیت کرد بدان ابراهیم فرزندان خویش را و یعقوب ای فرزندان من همانا برگزید خدا برای شما دین را پس نمیرید جز آنکه باشید مسلمانان‌///و ابراهیم و یعقوب، پسران خود را به همان (توحید ابراهیمی) سفارش کردند (و هر دو در وصیتشان چنین گفتند:) «ای پسران من! خدا برای شما (این) دین را برگزید؛ پس، به‌راستی هرگز نباید جز با تسلیم کامل بمیرید.» quran_en_fa Were ye witnesses when death appeared before Jacob? Behold, he said to his sons: "What will ye worship after me?" They said: "We shall worship Thy god and the god of thy fathers, of Abraham, Isma'il and Isaac,- the one (True) Allah: To Him we bow (in Islam)." آیا شما [یهودیان که ادعا می‌کنید یعقوب پسرانش را به آیین شما سفارش کرد] هنگامی که یعقوب را مرگ در رسید [کنار بستر او] حاضر بودید؟ [یقینا حاضر نبودید] آن گاه که به پسران خود گفت: پس از من چه چیزی را می‌پرستید؟ گفتند: خدای تو و خدای پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را که خدای یگانه است می‌پرستیم، و ما تسلیم اوییم.///آیا شما [یهودیان که ادعا می‌کنید یعقوب پسرانش را به آیین شما سفارش کرد] هنگامی که یعقوب را مرگ در رسید [کنار بستر او] حاضر بودید؟ [یقینا حاضر نبودید] آن گاه که به پسران خود گفت: پس از من چه چیزی را می‌پرستید؟ گفتند: خدای تو و خدای پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را که خدای یگانه است می‌پرستیم، و ما تسلیم اوییم.///آیا شما حاضر بودید، آنگاه که مرگ یعقوب فرا رسید و به فرزندانش گفت: پس از من چه چیز را مى‌پرستید؟ گفتند: خداى تو و خداى نیاکان تو ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را به یکتایى خواهیم پرستید و در برابر او تسلیم هستیم.///آیا آن دم که مرگ یعقوب فرا رسید حاضر بودید؟ آن‌گاه که به فرزندان خود گفت: پس از من، چه مى‌پرستید؟ گفتند: معبود تو و معبود پدرانت، ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را به عنوان معبود یکتا مى‌پرستیم و ما فرمانبردار اوییم///آیا وقتى که یعقوب را مرگ فرا رسید، حاضر بودید؟ هنگامى که به پسران خود گفت: «پس از من، چه را خواهید پرستید؟» گفتند: «معبود تو، و معبود پدرانت، ابراهیم و اسماعیل و اسحاق -معبودى یگانه- را مى‌پرستیم؛ و در برابر او تسلیم هستیم.»///آیا شما [یهودیان] هنگامى که مرگ یعقوب فرارسید، حاضر بودید!؟ آن هنگام که به فرزندان خود گفت: «پس از من چه مى‌پرستید؟» گفتند: «خداى تو و خداى پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق، خداوند یکتا را و ما در برابر او تسلیم هستیم.»///شما کی و کجا حاضر بودید هنگامی که مرگ یعقوب در رسید و به فرزندان خود گفت که شما پس از مرگ من که را می‌پرستید؟ گفتند: خدای تو را و خدای پدران تو ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را که معبود یگانه است و ما مطیع فرمان اوییم.///مگر شما شاهد بودید که چون مرگ یعقوب فرارسید به پسرانش گفت پس از [درگذشت‌] من چه می‌پرستید؟ گفتند خدای تو را و خدای نیاکانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را که خدای یگانه است می‌پرستیم و ما فرمانبردار او هستیم‌///آیا هنگامی که مرگ یعقوب فرا رسید، شما حاضر بودید؟! در آن هنگام که به فرزندان خود گفت: «پس از من، چه چیز را می‌پرستید؟» گفتند: «خدای تو، و خدای پدرانت، ابراهیم و اسماعیل و اسحاق، خداوند یکتا را، و ما در برابر او تسلیم هستیم.»///یا بودید گواهان هنگامی که رسید یعقوب را مرگ گاهی که گفت به فرزندان خود چه را می‌پرستید پس از من گفتند می‌پرستیم خدای تو و خدای پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحق را خداوندی یگانه و مائیم برای او اسلام‌آورندگان‌///یا چون یعقوب را مرگ فرا رسید، حاضر بودید؟ چون به پسران خود گفت: «پس از من، چه چیز را خواهید پرستید؟» گفتند: «معبود تو را، و معبود پدرانت، ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را. معبودی یگانه را می‌پرستیم‌؛ و ما تنها برای حضرتش تسلیم‌کنندگان (خود و دیگران) ایم.» quran_en_fa That was a people that hath passed away. They shall reap the fruit of what they did, and ye of what ye do! Of their merits there is no question in your case! آنان گروهی بودند که درگذشتند، آنچه [از طاعت و معصیت] به دست آوردند مربوط به خود آنان است، و آنچه شما به دست آوردید مربوط به خود شماست؛ و شما در برابر آنچه آنان انجام می‌دادند، مسؤول نیستید.///آنان گروهی بودند که درگذشتند، آنچه [از طاعت و معصیت] به دست آوردند مربوط به خود آنان است، و آنچه شما به دست آوردید مربوط به خود شماست؛ و شما در برابر آنچه آنان انجام می‌دادند، مسؤول نیستید.///آنها امتهایى بوده‌اند که اکنون درگذشته‌اند. آنچه کرده بودند از آن آنهاست و آنچه شما کنید از آن شماست و شما را از اعمالى که آنها مى کرده‌اند نمى‌پرسند.///[به هر حال‌] آنها امتى بودند که گذشتند براى آنهاست آنچه کردند و براى شماست آنچه کردید، و شما را از آنچه آنها مى‌کردند نپرسند///آن جماعت را روزگار به سر آمد؛ دستاورد آنان براى آنان و دستاورد شما براى شماست؛ و از آنچه آنان مى‌کرده‌اند، شما بازخواست نخواهید شد.///آنها امتى بودند که درگذشتند، دستاورد آنها مربوط به خودشان و دستاورد شما نیز مربوط به خودتان است و شما از آنچه آنان انجام داده‌اند، بازخواست نخواهید شد.///آنها گروهی بودند که درگذشتند، هر کار نیک و بد کردند برای خود کردند و شما هم هر چه کنید برای خویش خواهید کرد و شما مسئول کار آنها نخواهید بود.///این امتی است که درگذشته است، از اوست آنچه کرده است و از شماست آنچه کرده‌اید، و با شما چون و چرا نکنند که آنان چه کرده‌اند///آنها امتی بودند که درگذشتند. اعمال آنان، مربوط به خودشان بود و اعمال شما نیز مربوط به خود شماست؛ و شما هیچ‌گاه مسئول اعمال آنها نخواهید بود.///این است امتی که گذشت وی را است دست‌رنج او و شما را است دست‌رنج شما و پرسش نشوید از آنچه بودند می‌کردند///آنان گروهی هستند که روزگارشان به سر آمده‌؛ دستاوردشان برای خودشان و دستاوردتان برای خودتان است‌؛ و شما از آنچه می‌کرده‌اند بازخواست نخواهید شد. quran_en_fa They say: "Become Jews or Christians if ye would be guided (To salvation)." Say thou: "Nay! (I would rather) the Religion of Abraham the True, and he joined not gods with Allah." و [اهل کتاب به مردم مؤمن] گفتند: یهودی یا نصرانی باشید تا هدایت یابید. بگو: بلکه از آیین ابراهیم یکتاپرست و حق گرا [پیروی می‌کنیم نه از آیین تحریف شده شما که عین گمراهی است] و او هرگز از مشرکان نبود.///و [اهل کتاب به مردم مؤمن] گفتند: یهودی یا نصرانی باشید تا هدایت یابید. بگو: بلکه از آیین ابراهیم یکتاپرست و حق گرا [پیروی می‌کنیم نه از آیین تحریف شده شما که عین گمراهی است] و او هرگز از مشرکان نبود.///گفتند: یهودى یا نصرانى شوید تا به راه راست افتید. بگو: ما کیش یکتاپرستى ابراهیم را برگزیدیم و او مشرک نبود.///و گفتند: یهودى یا نصرانى شوید تا هدایت یابید. بگو: بلکه آیین ابراهیم را [پیروى مى‌کنیم‌] که ملازم حق است و او از مشرکان نبود///و [اهل کتاب‌] گفتند: «یهودى یا مسیحى باشید، تا هدایت یابید»؛ بگو: «نه، بلکه [بر] آیین ابراهیم حق‌گرا [هستم‌]؛ و وى از مشرکان نبود.»///[اهل کتاب] گفتند: «یهودى یا نصارا شوید تا هدایت یابید.» بگو: «بلکه [پیروى از] آیین حق‌گراى ابراهیم [مایه‌ی هدایت است، زیرا] او از مشرکان نبود.»///یهود و نصاری گفتند که به آیین ما درآیید تا راه راست یافته و طریق حق پویید. (ای پیغمبر در جواب آنها) بگو: بلکه ما آیین ابراهیم را پیروی می‌کنیم که به راه راست توحید بود و از مشرکان نبود.///و گفتند یهودی یا مسیحی باشید تا رستگار شوید، بگو چنین نیست، بلکه [رستگاری در] آیین ابراهیم پاکدین است که از مشرکان نبود///(اهل کتاب) گفتند: «یهودی یا مسیحی شوید، تا هدایت یابید!» بگو: «(این آیینهای تحریف شده، هرگز نمی‌تواند موجب هدایت گردد،) بلکه از آیین خالص ابراهیم پیروی کنید! و او هرگز از مشرکان نبود!»///و گفتند جهود شوید یا ترسا تا هدایت یابید بگو بلکه ملت ابراهیم یکتاپرست و نبود از شرک‌ورزندگان‌///و (اهل کتاب) گفتند: «(از) یهودیان یا نصرانیان باشید، تا هدایت یابید.» بگو: «(نه،) بلکه باید در روش (توحیدی) ابراهیم (باشیم،) در حالی که (او) رویگردان از باطل بود و از مشرکان نبود.» quran_en_fa Say ye: "We believe in Allah, and the revelation given to us, and to Abraham, Isma'il, Isaac, Jacob, and the Tribes, and that given to Moses and Jesus, and that given to (all) prophets from their Lord: We make no difference between one and another of them: And we bow to Allah (in Islam)." [شما مردم مؤمن از روی حقیقت اقرار کنید و] بگویید: ما به خدا و آنچه به سوی ما نازل شده، و به آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگان [دارای مقام نبوت] آنان فرود آمده، و به آنچه به موسی و عیسی و آنچه به پیامبران از ناحیه پروردگارشان داده شده ایمان آوردیم؛ میان هیچ یک از آنان [در اینکه از سوی خدا برای هدایت مردم مبعوث شده‌اند] فرقی نمی‌گذاریم، و ما در برابر او تسلیم هستیم.///[شما مردم مؤمن از روی حقیقت اقرار کنید و] بگویید: ما به خدا و آنچه به سوی ما نازل شده، و به آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگان [دارای مقام نبوت] آنان فرود آمده، و به آنچه به موسی و عیسی و آنچه به پیامبران از ناحیه پروردگارشان داده شده ایمان آوردیم؛ میان هیچ یک از آنان [در اینکه از سوی خدا برای هدایت مردم مبعوث شده‌اند] فرقی نمی‌گذاریم، و ما در برابر او تسلیم هستیم.///بگویید: ما به خدا و آیاتى که بر ما نازل شده و نیز آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و سبطها نازل آمده و نیز آنچه به موسى و عیسى فرستاده شده و آنچه بر پیامبران دیگر از جانب پروردگارشان آمده است، ایمان آورده‌ایم. میان هیچ یک از پیامبران فرقى نمى‌نهیم و همه در برابر خدا تسلیم هستیم.///بگویید: ایمان آوردیم به خداوند و آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگانش نازل شده و آنچه به موسى و عیسى داده شد و به آنچه پیامبران دیگر از جانب پروردگارشان داده شدند. ما میان هیچ یک از آنها فرق نگذاریم و سر به فرما///بگویید: «ما به خدا، و به آنچه بر ما نازل شده، و به آنچه بر ابراهیم و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل آمده، و به آنچه به موسى و عیسى داده شده، و به آنچه به همه پیامبران از سوى پروردگارشان داده شده، ایمان آورده‌ایم؛ میان هیچ یک از ایشان فرق نمى‌گذاریم؛ و در برابر او تسلیم هستیم.»///[اى مسلمانان!] بگویید: «ما به خدا ایمان آورده‌ایم و به آنچه بر ما نازل شده و آنچه به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط [که پیامبرانى از نوادگان یعقوبند]، و آنچه به موسى و عیسى و پیامبران دیگر از طرف پروردگارشان نازل شده است، [ایمان آورده‌ایم و] ما بین هیچ یک از آنها جدایى قائل نیستیم [و میان آنان فرق نمى‌گذاریم و] در برابر خداوند تسلیم هستیم.»///بگویید که ما (مسلمین) ایمان به خدا آورده‌ایم و به آن کتابی که بر پیغمبر ما فرستادند و به آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندان او نازل شده و به آنچه به موسی و عیسی داده شده و هم به آنچه به پیغمبران از جانب خدا داده شده، به همه عقیده‌مندیم و میان هیچ یک از آنان فرق نگذاریم و تسلیم فرمان او هستیم.///بگو به خداوند و آنچه بر ما و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل شده و آنچه به موسی و عیسی و آنچه به پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده، ایمان آورده‌ایم، و بین هیچ‌یک از آنان فرق نمی‌گذاریم و ما فرمانبردار او هستیم‌///بگویید: «ما به خدا ایمان آورده‌ایم؛ و به آنچه بر ما نازل شده؛ و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و پیامبران از فرزندان او نازل گردید، و (همچنین) آنچه به موسی و عیسی و پیامبران (دیگر) از طرف پروردگار داده شده است، و در میان هیچ یک از آنها جدایی قائل نمی‌شویم، و در برابر فرمان خدا تسلیم هستیم؛ (و تعصبات نژادی و اغراض شخصی، سبب نمی‌شود که بعضی را بپذیریم و بعضی را رها کنیم.)»///بگوئید ایمان آوردیم به خدا و بدانچه فرستاده شد بسوی ما و بدانچه فرستاده شد بسوی ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب و اسباط و بدانچه داده شدند موسی و عیسی و آنچه آورده شدند پیمبران از پروردگارشان جدائی نیفکنیم میان هیچکدام از آنان و مائیم از برای او اسلام‌آورندگان‌///بگویید: «ما به خدا و به آنچه سوی ما فرود آمده و به آنچه سوی ابراهیم و اسحاق و یعقوب و فرزندان و نوادگان (‌شان) نازل شده، و به آنچه به موسی و عیسی داده شده و به آنچه به همه‌ی پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده، ایمان آورده‌ایم‌؛ میان هیچ یک از ایشان جدایی نمی‌اندازیم‌؛ و ما تنها برای او تسلیم‌کنندگان (خود و دیگران) ایم.» quran_en_fa So if they believe as ye believe, they are indeed on the right path; but if they turn back, it is they who are in schism; but Allah will suffice thee as against them, and He is the All-Hearing, the All-Knowing. پس اگر آنان هم به آنچه شما به آن ایمان آورده‌اید، ایمان آورند [که ایمان به قرآن و به پیامبر است] مسلما هدایت یافته‌اند، و اگر روی برتابند جز این نیست که در ستیز و دشمنی اند؛ پس به زودی خدا شر آنان را [به کشته شدن یا آوارگی از خانه و کاشانه] دفع خواهد کرد؛ و او شنوا و داناست.///پس اگر آنان هم به آنچه شما به آن ایمان آورده‌اید، ایمان آورند [که ایمان به قرآن و به پیامبر است] مسلما هدایت یافته‌اند، و اگر روی برتابند جز این نیست که در ستیز و دشمنی اند؛ پس به زودی خدا شر آنان را [به کشته شدن یا آوارگی از خانه و کاشانه] دفع خواهد کرد؛ و او شنوا و داناست.///اگر به آنچه شما ایمان آورده‌اید، آنان نیز ایمان بیاورند، هدایت یافته‌اند. اما اگر روى برتافتند، پس با تو سر خلاف دارند و در برابر آنها خدا تو را کافى است که او شنوا و داناست.///پس اگر آنان نیز به مانند آنچه شما ایمان آورده‌اید ایمان آوردند، قطعا هدایت یافته‌اند، و اگر روى برتافتند، جز این نیست که سر ناسازگارى دارند و خداوند، تو را از شر آنان مصون مى‌دارد که او شنواى داناست///پس اگر آنان [هم‌] به آنچه شما بدان ایمان آورده‌اید، ایمان آوردند، قطعا هدایت شده‌اند، ولى اگر روى برتافتند، جز این نیست که سر ستیز [و جدایى] دارند؛ و به زودى خداوند [شر] آنان را از تو کفایت خواهد کرد، که او شنواى داناست.///اگر آنها [نیز] به مانند آنچه شما بدان ایمان آورده‌اید، ایمان بیاورند، همانا هدایت یافته‌اند، و اگر سرپیچى نمایند، پس جز این نیست که آنها [با حق] در ستیزند و خداوند شر آنان را از تو دفع مى‌کند و او شنوا‌ى داناست.///پس اگر به آنچه شما ایمان آوردید یهود و نصاری نیز ایمان آوردند، راه حق یافته‌اند و اگر (از حق) روی بگردانند شک نیست که آنها در ستیز با حق خواهند بود و خداوند تو را از شر و آسیب آنها نگه می‌دارد و خدا شنوا و داناست.///پس اگر به آنچه شما ایمان آورده‌اید، ایمان آوردند، راهیاب شده‌اند و اگر روی برتافتند، بی‌شک در ستیزاند، خداوند، یاور تو در برابر آنان بس است، و او شنوای داناست‌///اگر آنها نیز به مانند آنچه شما ایمان آورده‌اید ایمان بیاورند، هدایت یافته‌اند؛ و اگر سرپیچی کنند، از حق جدا شده‌اند و خداوند، شر آنها را از تو دفع می‌کند؛ و او شنونده و داناست.///پس اگر ایمان آوردند به مثل آنچه بدان ایمان آوردید همانا هدایت یافتند و اگر روی گردانیدند جز این نیست که ایشانند در خلافی بزودی کفایت کند شما را از ایشان خدا و او است شنوای دانا///پس اگر (آنان هم) به مانند آنچه شما بدان ایمان آوردید، ایمان آوردند، بی‌گمان هدایت یافته‌اند و اگر روی برتافتند، جز این نیست که سر ستیز و جدایی دارند. پس به زودی خدا تو را (از شر آنان) کفایت خواهد کرد، حال آنکه او بسی شنوا و داناست. quran_en_fa (Our religion is) the Baptism of Allah: And who can baptize better than Allah? And it is He Whom we worship. [به یهود و نصاری بگویید:] رنگ خدا را [که اسلام است، انتخاب کنید] و چه کسی رنگش نیکوتر از رنگ خداست؟ و ما فقط پرستش کنندگان اوییم.///[به یهود و نصاری بگویید:] رنگ خدا را [که اسلام است، انتخاب کنید] و چه کسی رنگش نیکوتر از رنگ خداست؟ و ما فقط پرستش کنندگان اوییم.///این رنگ خداست و رنگ چه کسى از رنگ خدا بهتر است. ما پرستندگان او هستیم.///رنگ الهى [توحیدى را بگیرید] و چه رنگى از رنگ الهى خوش‌تر است؟ و ما پرستندگان اوییم///این است نگارگرى الهى؛ و کیست خوش‌نگارتر از خدا؟ و ما او را پرستندگانیم.///[این است] رنگ‌آمیزى الهى! و کیست بهتر از خدا در نگارگرى؟ و ما تنها او را عبادت مى‌کنیم.///رنگ خداست (که به ما رنگ ایمان و سیرت توحید بخشیده) و چه رنگی بهتر از رنگ (ایمان به) خدا؟ و ما او را پرستش می‌کنیم.///این نگارگری الهی است، و چه کسی خوش نگارتر از خداوند است و ما پرستندگان او هستیم‌///رنگ خدایی (بپذیرید! رنگ ایمان و توحید و اسلام؛) و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است؟! و ما تنها او را عبادت می‌کنیم.///رنگ خدا و کیست نکوتر از خدا در رنگ و مائیم برای او پرستش‌گران‌///(نگارگری و) رنگ‌آمیزی خدایی [: درونی عقل و فطرت و برونی شریعت] را (نگهبان باشید)؛ و کیست خوش‌نگارتر از خدا؟ «و ما تنها او را پرستندگانیم.» quran_en_fa Say: Will ye dispute with us about Allah, seeing that He is our Lord and your Lord; that we are responsible for our doings and ye for yours; and that We are sincere (in our faith) in Him? بگو: آیا با ما در باره خدا گفتگوی بی منطق و احتجاج نادرست می‌کنید؟! در حالی که او پروردگار ما و شماست [و همه کارهایش بر وفق حکمت و مصلحت است، و جای گفتگوی بی منطق و احتجاج نادرست نیست]؛ و اعمال ما مربوط به خود ما و اعمال شما مربوط به خود شماست، و ما [در ایمان، اعتقاد، طاعت و عبادت] برای او اخلاص می‌ورزیم.///بگو: آیا با ما در باره خدا گفتگوی بی منطق و احتجاج نادرست می‌کنید؟! در حالی که او پروردگار ما و شماست [و همه کارهایش بر وفق حکمت و مصلحت است، و جای گفتگوی بی منطق و احتجاج نادرست نیست]؛ و اعمال ما مربوط به خود ما و اعمال شما مربوط به خود شماست، و ما [در ایمان، اعتقاد، طاعت و عبادت] برای او اخلاص می‌ورزیم.///بگو: آیا درباره خدا با ما مجادله مى‌کنید؟ او پروردگار ما و شماست. اعمال ما از آن ما و اعمال شما از آن شماست و ما او را به پاکدلى مى‌پرستیم.///بگو: آیا با ما در باره‌ى خداى یکتا مجادله مى‌کنید؟ در حالى که او پروردگار ما و شماست و براى ماست اعمال ما و براى شماست اعمال شما و ما او را خالصانه مى‌پرستیم///بگو: آیا درباره خدا با ما بحث و گفتگو مى‌کنید؟ با آنکه او پروردگار ما و پروردگار شماست؛ و کردارهاى ما از آن ما، و کردارهاى شما از آن شماست، و ما براى او اخلاص مى‌ورزیم.///[اى پیامبر! به اهل کتاب] بگو: «آیا درباره‌ى خداوند با ما مجادله مى‌کنید، در حالى که او پروردگار ما و شماست و اعمال ما براى ما و اعمال شما از آن شماست. و ما براى او خالصانه عبادت مى‌کنیم.»///(ای پیغمبر به اهل کتاب) بگو: در مورد خدا شما را با ما چه جای بحث و جدال است؟ در صورتی که او پروردگار ما و شماست و ما مسئول کار خود و شما مسئول کردار خویش هستید، و ماییم که او را از روی خلوص پرستش می‌کنیم.///بگو آیا درباره خداوند با ما محاجه می‌کنید حال آنکه او پروردگار ما و پروردگار شماست و ماییم و کردار خویش و شمایید و کردار خویش، و ما برای او اخلاص می‌ورزیم‌///بگو: «آیا در باره خداوند با ما محاجه می‌کنید؟! در حالی که او، پروردگار ما و شماست؛ و اعمال ما از آن ما، و اعمال شما از آن شماست؛ و ما او را با اخلاص پرستش می‌کنیم، (و موحد خالصیم).»///بگو آیا در خدا با ما می‌ستیزید و او است پروردگار ما و شما و ما را است کردار ما و شما را است کردار شما و مائیم برای او اخلاص‌آورندگان‌///بگو: «آیا در (باره‌ی) خدا با ما بحث و گفتگو و ستیز می‌کنید؛ حال آنکه او پروردگار ما و پروردگار شماست؟ و اعمال ما از آن ما، و اعمال شما از آن شماست و ما تنها برای او اخلاص داریم.» quran_en_fa Or do ye say that Abraham, Isma'il Isaac, Jacob and the Tribes were Jews or Christians? Say: Do ye know better than Allah? Ah! who is more unjust than those who conceal the testimony they have from Allah? but Allah is not unmindful of what ye do! آیا می‌گویید: ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگان [دارای مقام نبوت] آنان یهودی یا نصرانی بودند؟! بگو: شما داناترید یا خدا؟ [شما به یقین می‌دانید که آنان یهودی و نصرانی نبودند، پس چرا واقعیت را پنهان می‌دارید؟!] وستمکارتر از کسی که شهادتی را که از خدا نزد اوست پنهان کند، کیست؟ وخدا از آنچه انجام می‌دهید، بی خبر نیست.///آیا می‌گویید: ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگان [دارای مقام نبوت] آنان یهودی یا نصرانی بودند؟! بگو: شما داناترید یا خدا؟ [شما به یقین می‌دانید که آنان یهودی و نصرانی نبودند، پس چرا واقعیت را پنهان می‌دارید؟!] وستمکارتر از کسی که شهادتی را که از خدا نزد اوست پنهان کند، کیست؟ وخدا از آنچه انجام می‌دهید، بی خبر نیست.///آیا مى‌گویید که ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و سبطها یهودى یا نصرانى بودند؟ بگو: آیا شما آگاه ترید یا خدا؟ ستمکارتر از کسى که گواهى خود را از خدا پنهان مى‌کند کیست؟ و خداوند از کارهایى که مى‌کنید غافل نیست.///یا [هنوز] مى‌گویید ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط، یهودى یا نصرانى بودند؟ بگو: آیا شما بهتر مى‌دانید یا خدا؟ و راستى چه کسى ظالم‌تر از آن کس است که شهادتى را که از خدا [در باره‌ى این پیامبران‌] نزد اوست کتمان کند؟ و خدا از آنچه مى‌کنید غا///یا مى‌گویید: «ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط [دوازده‌گانه‌] یهودى یا نصرانى بوده‌اند؟» بگو: «آیا شما بهتر مى‌دانید یا خدا؟» و کیست ستمکارتر از آن کس که شهادتى از خدا را در نزد خویش پوشیده دارد؟ و خدا از آنچه مى‌کنید غافل نیست.///یا مى‌گویید که: «ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب، و پیامبران از فرزندان یعقوب، یهودى یا نصرانى بودند!» بگو: «شما بهتر مى‌دانید یا خدا؟» و چه کسى ستمکارتر است از آن کس که گواهى الهى [درباره‌ى پیامبران] را که نزد اوست، کتمان کند؟ و خدا از اعمال شما غافل نیست.///یا آنکه گویید که ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندان او بر آیین یهودیت یا نصرانیت بودند؟ (خدا مرا فرماید که در پاسخ) بگو: شما بهتر می‌دانید یا خدا؟ و کیست ستمکارتر از آن که شهادت خدا را (درباره این انبیا) کتمان کند؟ و خدا از آنچه می‌کنید غافل نیست.///یا بر آنید که ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط یهودی یا مسیحی بوده‌اند؟ بگو شما داناترید یا خداوند؟ و کیست ستمکارتر از کسی که شهادتی را که از جانب خداوند بر او مقرر گردیده است، پنهان دارد؟ و خداوند از آنچه می‌کنید غافل نیست‌///یا می‌گویید: «ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط، یهودی یا نصرانی بودند»؟! بگو: «شما بهتر می‌دانید یا خدا؟! (و با اینکه می‌دانید آنها یهودی یا نصرانی نبودند، چرا حقیقت را کتمان می‌کنید؟)» و چه کسی ستمکارتر است از آن کس که گواهی و شهادت الهی را که نزد اوست، کتمان می‌کند؟! و خدا از اعمال شما غافل نیست.///یا گوئید ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب و سبطها بودند جهودان یا ترسایان بگو آیا شما داناترید یا خدا و کیست ستمگرتر از آنکه نهان کرده است گواهیی را که نزد او است از خدا و نیست خدا غافل از آنچه می‌کنید///یا می‌گویید: «همانا ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندان و نوادگان (شان) یهودیان یا نصرانیان بوده‌اند؟» بگو: «آیا شما بهتر می‌دانید یا خدا؟» و کیست ستمکارتر از کسی که شهادتی از خدا را در نزد خویش پوشیده بدارد؟ و خدا از آنچه می‌کنید غافل نیست. quran_en_fa That was a people that hath passed away. They shall reap the fruit of what they did, and ye of what ye do! Of their merits there is no question in your case: آنان گروهی بودند که درگذشتند؛ آنچه [طاعت و معصیت] به دست آوردند مربوط به خود آنان است و آنچه شما به دست آوردید مربوط به خود شماست؛ و شما در برابر آنچه آنان انجام می‌دادند، مسؤول نیستید.///آنان گروهی بودند که درگذشتند؛ آنچه [طاعت و معصیت] به دست آوردند مربوط به خود آنان است و آنچه شما به دست آوردید مربوط به خود شماست؛ و شما در برابر آنچه آنان انجام می‌دادند، مسؤول نیستید.///آنان امتهایى بوده‌اند که اکنون درگذشته‌اند. آنچه آنها کردند از آن آنهاست و آنچه شما مى‌کنید از آن شماست و شما را از اعمال آنها نمى پرسند.///[به هر حال‌] آنها امتى بودند که گذشتند براى آنهاست آنچه کردند و براى شماست آنچه کردید، و شما را از آنچه آنها مى‌کردند نپرسند///آن جماعت را روزگار سپرى شد؛ براى ایشان است آنچه به دست آورده‌اند؛ و براى شماست آنچه به دست آورده‌اید؛ و از آنچه آنان مى‌کرده‌اند، شما بازخواست نخواهید شد.///آن امت بگذشت، آنچه آنان به دست آوردند، براى خودشان است و آنچه شما به دست آوردید، براى خودتان است و شما از آنچه آنان کرده‌اند، سؤال نخواهید شد.///آن گروه پیشین همه درگذشتند، هر چه کردند برای خود کردند و شما نیز هر چه کنید به سود خویش کنید و شما مسئول کار آنان نخواهید بود.///این امتی است که در گذشته است، از اوست آنچه کرده است و از شماست آنچه کرده‌اید، و با شما چون و چرا نکنند که آنان چه کرده‌اند///(به هر حال) آنها امتی بودند که درگذشتند. آنچه کردند، برای خودشان است؛ و آنچه هم شما کرده‌اید، برای خودتان است؛ و شما مسئول اعمال آنها نیستید.///این است ملتی که گذشت ایشان را است دسترنجشان و شما را است دسترنج شما و پرسش نشوید از آنچه بودند می‌کردند///آن گروه را بی‌گمان روزگاران سپری شد؛ تنها برای ایشان است آنچه به دست آوردند و تنها برای شماست آنچه به دست آوردید؛ و از آنچه آنان می‌کرده‌اند، شما بازخواست نمی‌شوید. quran_en_fa The fools among the people will say: "What hath turned them from the Qibla to which they were used?" Say: To Allah belong both east and West: He guideth whom He will to a Way that is straight. به زودی مردم سبک مغز می‌گویند: چه چیزی مسلمانان را از قبله‌ای که بر آن بودند [یعنی بیت المقدس، به سوی کعبه] گردانید؟ بگو: مالکیت مشرق و مغرب فقط ویژه خداست، هر که را بخواهد به راه راست هدایت می‌کند.///به زودی مردم سبک مغز می‌گویند: چه چیزی مسلمانان را از قبله‌ای که بر آن بودند [یعنی بیت المقدس، به سوی کعبه] گردانید؟ بگو: مالکیت مشرق و مغرب فقط ویژه خداست، هر که را بخواهد به راه راست هدایت می‌کند.///از مردم، آنان که کم خردند، خواهند گفت: چه چیز آنها را از قبله‌اى که رو به روى آن مى‌ایستادند برگردانید؟ بگو: مشرق و مغرب از آن خداست و خدا هر کس را که بخواهد به راه راست هدایت مى کند.///به زودى بى‌خردان از مردم خواهند گفت: چه چیز آنان را از قبله‌اى که بر آن بودند برگرداند؟ بگو: مشرق و مغرب از آن خداست، هر که را خواهد به راه راست هدایت مى‌کند///به زودى مردم کم خرد خواهند گفت: «چه چیز آنان را از قبله‌اى که بر آن بودند رویگردان کرد؟» بگو: «مشرق و مغرب از آن خداست؛ هر که را خواهد به راه راست هدایت مى‌کند.»///به زودى مردم بى‌خرد خواهند گفت: «چه چیزى مسلمانان را از [بیت‌المقدس] قبله‌اى که بر آن بودند، برگردانید؟» بگو: «مشرق و مغرب از آن خداست، هرکه را بخواهد به راه راست هدایت مى‌کند.»///مردم بی‌خرد خواهند گفت: چه موجب شد که مسلمین از قبله‌ای که بر آن بودند (از بیت المقدس) روی به کعبه آوردند؟ بگو: مشرق و مغرب برای خداست و هر که را خواهد به راه راست هدایت می‌کند.///گروهی از کم‌خردان از این مردم هستند که به زودی خواهند گفت چه چیز آنان را از قبله‌ای که بر آن بودند، بازگرداند؟ بگو مشرق و مغرب خدای راست، و هرکس را که بخواهد به راه راست رهنمون می‌گردد///به زودی سبک‌مغزان از مردم می‌گویند: «چه چیز آنها [= مسلمانان‌] را، از قبله‌ای که بر آن بودند، بازگردانید؟!» بگو: «مشرق و مغرب، از آن خداست؛ خدا هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت می‌کند.»///بزودی گویند نابخردان از مردم که چه چیز برگردانیدشان از قبله‌ای که بر آن بودند بگو از آن خدا است مشرق و مغرب هدایت کند هر که را خواهد به راه راست‌///به زودی مردم سبک‌مغز خواهند گفت: «چه چیز آنان را از قبله‌ی خودشان که بر آن بوده‌اند رویگردان کرد؟» بگو: «مشرق و مغرب تنها از خداست‌؛ هر که را بخواهد به راهی راست هدایت می‌کند.» quran_en_fa Thus, have We made of you an Ummat justly balanced, that ye might be witnesses over the nations, and the Messenger a witness over yourselves; and We appointed the Qibla to which thou wast used, only to test those who followed the Messenger from those who would turn on their heels (From the Faith). Indeed it was (A change) momentous, except to those guided by Allah. And never would Allah Make your faith of no effect. For Allah is to all people Most surely full of kindness, Most Merciful. و همان گونه [که شما را به راه راست هدایت کردیم] شما را امتی میانه [ومعتدل و پیراسته از افراط و تفریط] قرار دادیم تا [در ایمان، عمل، درستی و راستی] بر مردم گواه باشید و پیامبر هم گواه بر شما باشد. و ما قبله‌ای را که بر آن بودی فقط به خاطر این قرار دادیم تا کسانی که از پیامبر پیروی می‌کنند از کسانی که از اسلام و اطاعت پیامبر برمی گردند [و متعصبانه به قبله پیش از کعبه می‌مانند] معلوم و مشخص کنیم؛ گر چه این حکم جز بر کسانی که خدا هدایتشان کرده گران و دشوار بود. و خدا بر آن نیست که ایمان شما را تباه کند؛ زیرا خدا به همه مردم رؤوف و مهربان است.///و همان گونه [که شما را به راه راست هدایت کردیم] شما را امتی میانه [ومعتدل و پیراسته از افراط و تفریط] قرار دادیم تا [در ایمان، عمل، درستی و راستی] بر مردم گواه باشید و پیامبر هم گواه بر شما باشد. و ما قبله‌ای را که بر آن بودی فقط به خاطر این قرار دادیم تا کسانی که از پیامبر پیروی می‌کنند از کسانی که از اسلام و اطاعت پیامبر برمی گردند [و متعصبانه به قبله پیش از کعبه می‌مانند] معلوم و مشخص کنیم؛ گر چه این حکم جز بر کسانی که خدا هدایتشان کرده گران و دشوار بود. و خدا بر آن نیست که ایمان شما را تباه کند؛ زیرا خدا به همه مردم رؤوف و مهربان است.///آرى چنین است که شما را بهترین امتها گردانیدیم تا بر مردمان گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد. و آن قبله‌اى را که رو به روى آن مى‌ایستادى دگرگون نکردیم، جز بدان سبب که آنان را که از پیامبر پیروى مى‌کنند از آنان که مخالفت مى‌ورزند بازشناسیم. هر چند که این امر جز بر هدایت‌یافتگان دشوار مى‌نمود. خدا ایمان شما را تباه نمى‌کند، او بر مردمان مهربان و بخشاینده است.///و بدین‌سان شما را امتى میانه قرار دادیم تا بر مردم [جهان‌] گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد. و ما قبله‌اى را که بر آن بودى (بیت المقدس) قرار ندادیم مگر براى آن که کسى را که از پیامبر پیروى مى‌کند از کسى که به عقب برمى‌گردد باز شناسیم، و البته ا///و بدین گونه شما را امتى میانه قرار دادیم، تا بر مردم گواه باشید؛ و پیامبر بر شما گواه باشد. و قبله‌اى را که [چندى‌] بر آن بودى، مقرر نکردیم جز براى آنکه کسى را که از پیامبر پیروى مى‌کند، از آن کس که از عقیده خود برمى‌گردد بازشناسیم؛ هر چند [این کار] جز بر کسانى که خدا هدایت‌ [شان‌] کرده، سخت گران بود؛ و خدا بر آن نبود که ایمان شما را ضایع گرداند، زیرا خدا [نسبت‌] به مردم دلسوز و مهربان است.///و بدین سان ما شما را امتى میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر [نیز] بر شما گواه باشد. و قبله‌ای را که [چندى] بر آن بودى، فقط به خاطر این قرار دادیم تا کسانى را که از پیامبر پیروى مى‌کنند از آنها که به عقب بازمى‌گردند، معلوم کنیم. و این [تغییر قبله،] دشوار بود، جز بر کسانى که خداوند آنها را هدایت کرده است. و خدا هرگز ایمان شما را [که پیش‌تر به سوى بیت‌المقدس نماز خوانده‌اید،] تباه نمى‌گرداند. زیرا خداوند نسبت به مردم، رحیم و مهربان است.///و ما همچنان شما (مسلمین) را به آیین اسلام هدایت کردیم و به سیرت نیکو بیاراستیم تا گواه مردم باشید و پیغمبر نیز گواه شما باشد (تا شما از وی بیاموزید). و (ای پیغمبر) ما قبله‌ای را که بر آن بودی تغییر ندادیم مگر برای اینکه بیازماییم و جدا سازیم گروهی را که از پیغمبر خدا پیروی می‌کنند از آنان که عقبگرد کنند و (به مخالفت او برخیزند)، و این تغییر قبله بسی بزرگ نمود جز در نظر هدایت یافتگان خدا. و خداوند اجر پایداری شما را در راه ایمان تباه نگرداند که خدا به خلق مشفق و مهربان است.///و بدین‌سان شما را گروهی بهینه گرداندیم تا گواهان مردم باشید و پیامبر بر شما گواه باشد، و قبله‌ای را که بر آن بودی برنگرداندیم مگر از آن روی که کسی را که پیروی از پیامبر می‌کند از کسی که از عقیده‌اش بازمی‌گردد، بازشناسانیم، و آن [پیروی‌] جز بر کسانی که خداوند هدایتشان کرده است، گران می‌آید، و خداوند هرگز ایمان شما را ضایع نمی‌گرداند، به راستی که خداوند با مردم رئوف و مهربان است‌///همان‌گونه (که قبله شما، یک قبله میانه است) شما را نیز، امت میانه‌ای قرار دادیم (در حد اعتدال، میان افراط و تفریط؛) تا بر مردم گواه باشید؛ و پیامبر هم بر شما گواه است. و ما، آن قبله‌ای را که قبلا بر آن بودی، تنها برای این قرار دادیم که افرادی که از پیامبر پیروی می‌کنند، از آنها که به جاهلیت بازمی‌گردند، مشخص شوند. و مسلما این حکم، جز بر کسانی که خداوند آنها را هدایت کرده، دشوار بود. (این را نیز بدانید که نمازهای شما در برابر قبله سابق، صحیح بوده است؛) و خدا هرگز ایمان [= نماز] شما را ضایع نمی‌گرداند؛ زیرا خداوند، نسبت به مردم، رحیم و مهربان است.///و بدینسان گردانیدیم شما را امتی میانه تا باشید گواهانی بر مردم و باشد پیمبر گواهی بر شما و ننهادیم قبله‌ای را که بر آن بودی مگر تا بشناسیم آن را که پیروی کند پیمبر را از آنکه بر پاشنه پای خود برگردد و همانا گران است آن مگر بر آنان که هدایت کرده است خدا و نیست خدا تباه‌کننده ایمان شما همانا خداوند است به مردم رؤوف مهربان‌///و بدین گونه ما شما [: معصومان محمدی (ص)] را امتی واسطه (میان رسول و امت) قرار دادیم تا بر مردمان گواه باشید، و پیامبر (نیز) بر شما گواه باشد. و قبله‌ای را که (چندی) بر آن بودی، ننهادیم جز برای آنکه کسی را که از پیامبر پیروی می‌کند، از آن کس که به عقبش بازگشت می‌کند، نشانه نهیم‌؛ هر چند (این کار) جز بر کسانی که خدا هدایت (شان) کرده، سخت گران بود و خدا بر آن نبوده است تا ایمان شما را ضایع گرداند، (زیرا) خدا به مردمان بی‌گمان مهربان و رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa We see the turning of thy face (for guidance to the heavens: now Shall We turn thee to a Qibla that shall please thee. Turn then Thy face in the direction of the sacred Mosque: Wherever ye are, turn your faces in that direction. The people of the Book know well that that is the truth from their Lord. Nor is Allah unmindful of what they do. ما گردانیدن رویت را در [جهت] آسمان [چون کسی که به انتظار مطلبی باشد] می‌بینیم؛ پس یقینا تو را به سوی قبله‌ای که آن را بپسندی برمی گردانیم؛ پس رویت را به سوی مسجد الحرام گردان؛ و [شما ای مسلمانان!] هر جا که باشید، روی خود را به سوی آن برگردانید. و مسلما اهل کتاب می‌دانند که این تغییر قبله [از بیت المقدس به کعبه] از سوی پروردگارشان [کاری] درست و حق است؛ [زیرا در تورات و انجیلشان خوانده‌اند که پیامبر اسلام به دو قبله نماز خواهد خواند] و خدا از آنچه [بر ضد پیامبر و مؤمنان] انجام می‌دهند، بی خبر نیست.///ما گردانیدن رویت را در [جهت] آسمان [چون کسی که به انتظار مطلبی باشد] می‌بینیم؛ پس یقینا تو را به سوی قبله‌ای که آن را بپسندی برمی گردانیم؛ پس رویت را به سوی مسجد الحرام گردان؛ و [شما ای مسلمانان!] هر جا که باشید، روی خود را به سوی آن برگردانید. و مسلما اهل کتاب می‌دانند که این تغییر قبله [از بیت المقدس به کعبه] از سوی پروردگارشان [کاری] درست و حق است؛ [زیرا در تورات و انجیلشان خوانده‌اند که پیامبر اسلام به دو قبله نماز خواهد خواند] و خدا از آنچه [بر ضد پیامبر و مؤمنان] انجام می‌دهند، بی خبر نیست.///نگریستنت را به اطراف آسمان مى‌بینیم. تو را به سوى قبله‌اى که مى‌پسندى مى‌گردانیم. پس روى به جانب مسجدالحرام کن. و هر جا که باشید روى بدان جانب کنید. اهل کتاب مى‌دانند که این دگرگونى به حق و از جانب پروردگارشان بوده است. و خدا از آنچه مى‌کنید غافل نیست.///ما گردش [جستجوگرانه‌] رویت را به آسمان [براى تغییر قبله‌] مى‌بینیم، پس قطعا تو را به جانب قبله‌اى که بدان خشنود شوى برمى‌گردانیم. پس [حالا] روى خود را جانب مسجد الحرام بگردان و شما [مسلمین‌] نیز هر جا هستید روى خود بدان سو کنید. و البته اهل کتاب به///ما [به هر سو] گردانیدن رویت در آسمان را نیک مى‌بینیم. پس [باش تا] تو را به قبله‌اى که بدان خشنود شوى برگردانیم؛ پس روى خود را به سوى مسجدالحرام کن؛ و هر جا بودید، روى خود را به سوى آن بگردانید. در حقیقت، اهل کتاب نیک مى‌دانند که این [تغییر قبله‌] از جانب پروردگارشان [بجا و] درست است؛ و خدا از آنچه مى‌کنند غافل نیست.///[اى پیامبر!] مى‌بینیم که تو [در انتظار نزول وحى، چگونه] روى به آسمان مى‌کنى، اکنون تو را به سوى قبله‌اى که از آن خشنود باشى، برمى‌گردانیم. پس روى خود را به جانب مسجدالحرام کن. و [شما اى مسلمانان!] هر جا بودید، روى خود را به جانب آن بگردانید. و کسانى که کتاب به آنها داده شده، مى‌دانند که این فرمان حقی است که از ناحیه‌ى پروردگار صادر شده و خداوند از اعمال آنها غافل نیست.///ما توجه تو را بر آسمان (به انتظار وحی و تغییر قبله) بنگریم و البته روی تو را به قبله‌ای که به آن خشنود شوی گردانیم، پس روی کن به طرف مسجد الحرام و شما (مسلمین) نیز هر کجا باشید (در نماز) روی بدان جانب کنید. و گروه اهل کتاب به خوبی می‌دانند که این تغییر قبله به حق و راستی از جانب خداست (نه به دلخواه کس) و خدا از کردار آنها غافل نیست.///آری رویکرد تو را به آسمان می‌بینیم، اینک روی تو را به قبله‌ای که از آن خشنود هستی می‌گردانیم، پس روی به سوی مسجدالحرام آور، و هرجا که هستید رویتان را بدان سو کنید، و اهل کتاب می‌دانند که آن حقی است از جانب پروردگارشان، و خدا از آنچه می‌کنند غافل نیست‌///نگاه‌های انتظارآمیز تو را به سوی آسمان (برای تعیین قبله نهایی) می‌بینیم! اکنون تو را به سوی قبله‌ای که از آن خشنود باشی، باز می‌گردانیم. پس روی خود را به سوی مسجد الحرام کن! و هر جا باشید، روی خود را به سوی آن بگردانید! و کسانی که کتاب آسمانی به آنها داده شده، بخوبی می‌دانند این فرمان حقی است که از ناحیه پروردگارشان صادر شده؛ (و در کتابهای خود خوانده‌اند که پیغمبر اسلام، به سوی دو قبله، نماز می‌خواند). و خداوند از اعمال آنها (در مخفی داشتن این آیات) غافل نیست!///هر آینه دیدیم گردش (بی‌تابی) روی تو را بسوی آسمان همانا خواهیم گردانید تو را بسوی (یا ارزانی داشت به تو) قبله‌ای که راضی از آن باشی پس بگردان رویت را بسوی مسجد حرام و هر جا باشید بگردانید رویهای خود را بسوی آن و آنان که داده شدند کتاب را هر آینه دانند که آن است حق از پروردگارشان و نیست خدا غافل از آنچه می‌کنند///ما همواره نگرانی صورتت را در آسمان می‌نگریم، پس تو را به‌راستی و درستی به قبله‌ای که بدان خشنودی بازمی‌گردانیم. پس روی خود را سوی مسجدالحرام کن‌؛ و هر جا بودید، روی خود را سوی آن بگردانید. و بی‌گمان، کتاب‌داده‌شدگان نیک می‌دانند که این (تغییر قبله) به‌راستی از جانب پروردگارشان حق است. و خدا از آنچه می‌کنند غافل نیست. quran_en_fa Even if thou wert to bring to the people of the Book all the Signs (together), they would not follow Thy Qibla; nor art thou going to follow their Qibla; nor indeed will they follow each other's Qibla. If thou after the knowledge hath reached thee, Wert to follow their (vain) desires,-then wert thou Indeed (clearly) in the wrong. به خدا سوگند اگر برای اهل کتاب هر نشانه و دلیلی بیاوری، از قبله تو پیروی نمی‌کنند، و تو هم از قبله آنان پیروی نخواهی کرد و [نیز] برخی از آنان [که یهودی اند] از قبله دیگران [که نصرانی اند] پیروی نخواهند کرد. اگر پس از دانشی که [چون قرآن] برایت آمده از هوا و هوس‌های آنان پیروی کنی، مسلما در آن صورت از ستمکاران خواهی بود.///به خدا سوگند اگر برای اهل کتاب هر نشانه و دلیلی بیاوری، از قبله تو پیروی نمی‌کنند، و تو هم از قبله آنان پیروی نخواهی کرد و [نیز] برخی از آنان [که یهودی اند] از قبله دیگران [که نصرانی اند] پیروی نخواهند کرد. اگر پس از دانشی که [چون قرآن] برایت آمده از هوا و هوس‌های آنان پیروی کنی، مسلما در آن صورت از ستمکاران خواهی بود.///براى اهل کتاب هر برهان و نشانه‌اى که بیاورى از قبله تو پیروى نخواهند کرد، و تو نیز از قبله آنها پیروى نمى‌کنى، و آنها هم خود پیرو قبله یکدیگر نخواهند بود. هرگاه پس از آگاهى، پى خواهشهاى ایشان بروى، از ستمکاران خواهى بود.///و اگر هر گونه حجت و دلیلى براى اهل کتاب بیاورى قبله تو را پیروى نخواهند کرد و تو نیز پیرو قبله آنها نیستى و هیچ یک از آنها هم پیرو قبله دیگرى نیستند. و اگر پس از این آگاهى که براى تو حاصل شده از هوس‌هاى آنها پیروى کنى قطعا از ستمگران خواهى بود///و اگر هر گونه معجزه‌اى براى اهل کتاب بیاورى [باز] قبله تو را پیروى نمى‌کنند، و تو [نیز] پیرو قبله آنان نیستى، و خود آنان پیرو قبله یکدیگر نیستند، و پس از علمى که تو را [حاصل‌] آمده، اگر از هوسهاى ایشان پیروى کنى، در آن صورت جدا از ستمکاران خواهى بود.///و [اى پیامبر!] اگر هرگونه آیه، [نشانه و دلیلى] براى [این گروه از] اهل کتاب بیاورى، از قبله‌ى تو پیروى نخواهند کرد، و تو نیز پیرو قبله‌ی آنان نیستى، [همان‌گونه که] هیچ­یک از آنها، از قبله‌ی دیگرى پیروى نخواهد کرد! و اگر پس از آنکه علم [وحى] به تو رسیده است، از هوس‌هاى آنان پیروى کنى، بى‌شک در آن صورت از ستمگران خواهى بود.///و تو (ای پیغمبر) اگر هر قسم معجزه برای اهل کتاب بیاوری پیرو قبله تو نشوند و تو نیز تبعیت از قبله آنان نخواهی کرد و بعضی ملل تابع قبله برخی دیگر نشوند، و اگر تو تابع دلخواه و هوسهای جاهلانه آنها شوی بعد از آنکه از جانب خدا علم یافتی، در این صورت البته از گروه ستمکاران خواهی بود.///و اگر هر معجزه‌ای برای اهل کتاب بیاوری، از قبله تو پیروی نخواهند کرد، و تو [نیز] پیرو قبله‌شان نیستی، و آنان پیرو قبله همدیگر هم نیستند، و اگر پس از دانشی که بر تو فرود آمده است، از خواسته‌های آنان پیروی کنی، آنگاه از ستمکاران خواهی بود///سوگند که اگر برای (این گروه از) اهل کتاب، هرگونه آیه (و نشانه و دلیلی) بیاوری، از قبله تو پیروی نخواهند کرد؛ و تو نیز، هیچ‌گاه از قبله آنان، پیروی نخواهی نمود. (آنها نباید تصور کنند که بار دیگر، تغییر قبله امکان‌پذیر است!) و حتی هیچ‌یک از آنها، پیروی از قبله دیگری نخواهد کرد! و اگر تو، پس از این آگاهی، متابعت هوسهای آنها کنی، مسلما از ستمگران خواهی بود!///و اگر بیاری آنان را که کتاب را داده شدند هر آیتی هرآینه پیروی نکنند قبله تو را و نه توئی پیروی‌کننده قبله آنان و نه بعضی از ایشان است پیرو قبله بعضی و اگر پیروی کنی هوسهای آنان را پس از آنچه بیامده است تو را از دانش همانا باشی از ستمگران‌///و اگر به‌درستی هر (گونه) نشانه‌ای برای اهل کتاب بیاوری (باز) قبله‌ی تو را پیروی نمی‌کنند و تو (نیز) پیرو قبله‌ی آنان نیستی. و خود آنان پیروی‌کنندگان قبله‌ی یکدیگر نیستند. و پس از علم (وحی) که تو را (حاصل) آمده، اگر همواره از هواهای (غیر وحیانی) ایشان پیروی کنی، همانا در آن صورت بی‌گمان از ستمکارانی. quran_en_fa The people of the Book know this as they know their own sons; but some of them conceal the truth which they themselves know. اهل کتاب، پیامبر اسلام را [بر اساس اوصافش که در تورات و انجیل خوانده‌اند] می‌شناسند، به گونه‌ای که پسران خود را می‌شناسند؛ و مسلما گروهی از آنان حق را در حالی که می‌دانند، پنهان می‌دارند.///اهل کتاب، پیامبر اسلام را [بر اساس اوصافش که در تورات و انجیل خوانده‌اند] می‌شناسند، به گونه‌ای که پسران خود را می‌شناسند؛ و مسلما گروهی از آنان حق را در حالی که می‌دانند، پنهان می‌دارند.///اهل کتاب همچنان که فرزندان خود را مى‌شناسند او را مى‌شناسند، ولى گروهى از ایشان در عین آگاهى حقیقت را پنهان مى‌دارند.///آنها که کتابشان داده‌ایم، او (پیامبر) را همان گونه مى‌شناسند که پسران خود را، ولى گروهى از آنان با این که حق را مى‌دانند آن را کتمان مى‌کنند///کسانى که به ایشان کتاب [آسمانى‌] داده‌ایم، همان گونه که پسران خود را مى‌شناسند، او [=محمد] را مى‌شناسند؛ و مسلما گروهى از ایشان حقیقت را نهفته مى‌دارند، و خودشان [هم‌] مى‌دانند.///کسانى که به آنان کتاب داده‌ایم، پیامبر را همچون پسران خود مى‌شناسند، و گروهى از آنان با آن که حق را مى‌دانند، کتمان مى‌کنند.///گروهی که ما بر آنها کتاب فرستادیم، (محمد صلی الله علیه و آله و سلم و حقانیت) او را به خوبی می‌شناسند همان گونه که فرزندان خود را، و لکن گروهی از آنان (از راه عناد) حق را کتمان می‌کنند در صورتی که علم به آن دارند.///اهل کتاب او را می‌شناسند به همان گونه که فرزندانشان را می‌شناسند البته گروهی از آنان دیده و دانسته حق را پنهان می‌دارند///کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده‌ایم، او [= پیامبر] را همچون فرزندان خود می‌شناسند؛ (ولی) جمعی از آنان، حق را آگاهانه کتمان می‌کنند!///آنان که بدیشان دادیم کتاب را بشناسندش چنان که بشناسند فرزندان خویش را و همانا گروهی از ایشان فروپوشند حق را حالی که می‌دانند///کسانی که ایشان را کتاب (وحیانی) دادیم، همان گونه که پسران خود را می‌شناسند، او [: محمد و قرآن] را (هم) می‌شناسند؛ و همواره گروهی از ایشان حقیقت را بی‌گمان پنهان می‌دارند، در حالی که خودشان (هم) می‌دانند. quran_en_fa The Truth is from thy Lord; so be not at all in doubt. [ای امت این] حق [که تغییر قبله است] از سوی پروردگار توست؛ بنابراین از تردید کنندگان نسبت به حق مباش.///[ای امت این] حق [که تغییر قبله است] از سوی پروردگار توست؛ بنابراین از تردید کنندگان نسبت به حق مباش.///آنچه از جانب خدا بر تو نازل شده، حق همان است؛ تردید مکن.///[تغییر قبله‌] فرمان حقى از جانب پروردگار توست، پس مبادا که از تردید کنندگان باشى///حق از جانب پروردگار توست. پس مبادا از تردیدکنندگان باشى.///حق، [آن چیزى است که] از سوى پروردگار توست، پس هرگز از تردیدکنندگان مباش.///حق همان است که از طرف خدا به سوی تو آمد، پس هیچ شبهه به دل راه مده.///حق از سوی پروردگارت [نازل شده‌] است، هرگز از دودلان مباش‌///این (فرمان تغییر قبله) حکم حقی از طرف پروردگار توست، بنابراین، هرگز از تردیدکنندگان در آن مباش!///حق از پروردگار تو است پس نباش از شک‌کنندگان‌///(کل) حق از جانب پروردگار توست. پس مبادا از دودلان باشی‌. quran_en_fa To each is a goal to which Allah turns him; then strive together (as in a race) Towards all that is good. Wheresoever ye are, Allah will bring you Together. For Allah Hath power over all things. برای هر گروهی قبله‌ای است که خدا گرداننده روی آن گروه به آن قبله است؛ پس [درباره قبله، نزاع و کشمکش نکنید و به جای بحث و گفتگو] به جانب نیکی‌ها و کارهای خیر پیشی جویید. خدا همه شما را هر جا که باشید [به صحرای محشر] می‌آورد؛ مسلما خدا بر هر کاری تواناست.///برای هر گروهی قبله‌ای است که خدا گرداننده روی آن گروه به آن قبله است؛ پس [درباره قبله، نزاع و کشمکش نکنید و به جای بحث و گفتگو] به جانب نیکی‌ها و کارهای خیر پیشی جویید. خدا همه شما را هر جا که باشید [به صحرای محشر] می‌آورد؛ مسلما خدا بر هر کاری تواناست.///هر کسى را جانبى است که بدان روى مى‌آورد. پس در نیکى کردن بر یکدیگر سبقت گیرید. هر جا که باشید خدا شما را حاضر مى‌آورد، که او بر هر کارى تواناست.///و براى هر قومى جهت و قبله‌اى است که رو به سوى آن مى‌کند بنابر این [به جاى مجادله در باره‌ى قبله‌] در اعمال خیر از هم سبقت گیرید. هر جا باشید خدا همه شما را [گرد] مى‌آورد که او بر هر چیزى قادر است///و براى هر کسى قبله‌اى است که وى روى خود را به آن [سوى‌] مى‌گرداند؛ پس در کارهاى نیک بر یکدیگر پیشى گیرید. هر کجا که باشید، خداوند همگى شما را [به سوى خود باز] مى‌آورد؛ در حقیقت، خدا بر همه چیز تواناست.///و هر امتى قبله‌اى دارد که به آن سوى رو مى‌کند. پس [درباره‌ى جهت قبله گفتگو نکنید و به جاى آن] در نیکى‌ها و اعمال خیر بر یکدیگر سبقت جویید. [و بدانید] هر جا که باشید، خداوند همه شما را [در محشر] حاضر مى‌کند، همانا خداوند بر هر کارى تواناست.///هر کسی را راهی است به سوی حق که بدان راه یابد (یا قبله‌ای است که به آن روی آورد) پس بشتابید به خیرات که هر کجا باشید همه شما را خداوند (به عرصه محشر) خواهد آورد و محققا خدا بر همه چیز تواناست.///و هر یک را جهتی است [برای قبله‌] که خداوند روی‌آورشان گردانده است، به انجام خیرات بشتابید، و هر جا که باشید خداوند همگی شما را [در آخرت‌] باز می‌آورد، چرا که خدا بر هر کاری تواناست‌///هر طایفه‌ای قبله‌ای دارد که خداوند آن را تعیین کرده است؛ (بنابراین، زیاد در باره قبله گفتگو نکنید! و به جای آن،) در نیکی‌ها و اعمال خیر، بر یکدیگر سبقت جویید! هر جا باشید، خداوند همه شما را (برای پاداش و کیفر در برابر اعمال نیک و بد، در روز رستاخیز،) حاضر می‌کند؛ زیرا او، بر هر کاری تواناست.///و هر کدام را وجهه‌ای (سوئی) است که بدان روی‌آورنده پس مسابقه کنید بسوی خیرات هرجا باشید بیارد شما را همگی خدا زیرا خدا است بر همه چیز توانا///برای هر امتی وجهه‌ای [: جهت و شریعتی] است (که) او (به همان وجهه) توجه‌شان می‌دهد. پس در کارهای نیک بر یکدیگر پیشی گیرید. هر کجا باشید، خدا همه‌ی شما را (بی‌استثنا) می‌آورد. همانا خدا بر همه چیز تواناست. quran_en_fa From whencesoever Thou startest forth, turn Thy face in the direction of the sacred Mosque; that is indeed the truth from the Lord. And Allah is not unmindful of what ye do. از هر جا [برای سفر یا کار دیگر] بیرون شدی، رویت را [در حال اقامه نماز] به سوی مسجد الحرام بگردان. بدون تردید این فرمان از نزد پروردگارت درست وحق است و خدا از آنچه انجام می‌دهید، بی خبر نیست.///از هر جا [برای سفر یا کار دیگر] بیرون شدی، رویت را [در حال اقامه نماز] به سوی مسجد الحرام بگردان. بدون تردید این فرمان از نزد پروردگارت درست وحق است و خدا از آنچه انجام می‌دهید، بی خبر نیست.///از هر جاى که بیرون شوى روى خود به جانب مسجدالحرام کن. حق همان است که پروردگارت بدان امر فرموده. و خدا از کارهایتان ناآگاه نیست.///و [هنگام نماز] از هر جا بیرون شدى، روى خود را جانب مسجد الحرام کن که قطعا این [قبله‌] حق [و] به فرمان پروردگار توست، و خدا از آنچه مى‌کنید غافل نیست///و از هر کجا بیرون آمدى، روى خود را به سوى مسجدالحرام بگردان، و البته این [فرمان‌] حق است و از جانب پروردگار تو است و خداوند از آنچه مى‌کنید غافل نیست.///و از هر جا [که به قصد سفر] خارج شدى، [به هنگام نماز] روى خود را به جانب مسجدالحرام بگردان، این دستور حقى است از طرف پروردگارت، و خداوند از آنچه انجام مى‌دهید، غافل نیست.///و از هر کجا و به سوی هر دیار بیرون شدی (در نماز) روی به طرف کعبه آور، و این دستور قبله بر وجه صواب و به امر خداست و خدا از کار شما غافل نیست.///و از هر جا که بیرون شدی روی به سوی مسجدالحرام آور و آن حق است و از جانب پروردگار توست، و خداوند از آنچه می‌کنید غافل نیست‌///از هر جا (و از هر شهر و نقطه‌ای) خارج شدی، (به هنگام نماز،) روی خود را به جانب «مسجد الحرام» کن! این دستور حقی از طرف پروردگار توست! و خداوند، از آنچه انجام می‌دهید، غافل نیست!///و هرگاه (یا هرجا) برون رفتی پس بگردان روی خود را بسوی مسجد حرام و همانا آن است حق از پروردگار تو و نیست خدا غافل از آنچه می‌کنید///و از هر کجا بیرون آمدی، روی خود را سوی مسجدالحرام گردان و البته این به‌راستی حقی از جانب پروردگار تو است‌. و خدا از آنچه می‌کنید غافل نیست. quran_en_fa So from whencesoever Thou startest forth, turn Thy face in the direction of the sacred Mosque; and wheresoever ye are, Turn your face thither: that there be no ground of dispute against you among the people, except those of them that are bent on wickedness; so fear them not, but fear Me; and that I may complete My favours on you, and ye May (consent to) be guided; [آری] و از هرجا بیرون شدی، رویت را [در حال اقامه نماز] به سوی مسجدالحرام بگردان؛ و [شما ای مؤمنان!] هر جا که باشید، رویتان را [در حال اقامه نماز] به سوی آن بگردانید، تا مردم را جز ستمکاران [لجوج، متکبر و یاوه گو] بر ضد شما دلیل و برهانی نباشد. [مشرکان نگویند: اگر آیین ابراهیم را ادعا دارد چرا به قبله او که کعبه است رو نمی‌کند؟ و اهل کتاب نگویند: پیامبری که تورات و انجیل وعده داده، قبله‌اش مسجدالحرام است، پس این شخص که به قبله ما نماز می‌خواند، پیامبر موعود نیست؛] بنابراین از آنان نترسید و از من بترسید، و [تغییر قبله] برای آن است که نعمتم را بر شما کامل کنم تا [به احکام و سنن الهی] هدایت شوید.///[آری] و از هرجا بیرون شدی، رویت را [در حال اقامه نماز] به سوی مسجدالحرام بگردان؛ و [شما ای مؤمنان!] هر جا که باشید، رویتان را [در حال اقامه نماز] به سوی آن بگردانید، تا مردم را جز ستمکاران [لجوج، متکبر و یاوه گو] بر ضد شما دلیل و برهانی نباشد. [مشرکان نگویند: اگر آیین ابراهیم را ادعا دارد چرا به قبله او که کعبه است رو نمی‌کند؟ و اهل کتاب نگویند: پیامبری که تورات و انجیل وعده داده، قبله‌اش مسجدالحرام است، پس این شخص که به قبله ما نماز می‌خواند، پیامبر موعود نیست؛] بنابراین از آنان نترسید و از من بترسید، و [تغییر قبله] برای آن است که نعمتم را بر شما کامل کنم تا [به احکام و سنن الهی] هدایت شوید.///از هر جاى که بیرون شوى روى خویش به جانب مسجدالحرام کن. و هر جا که باشید روى بدان سوى کنید تا هیچ کس را، جز ستمکاران، با شما مجادله‌اى نباشد. از ایشان مترسید، از من بترسید تا نعمت خویش بر شما تمام کنم، باشد که هدایت شوید.///از هر جا بیرون شدى [براى نماز] روى خود جانب مسجد الحرام بگردان، و شما مردم نیز هر جا بودید روى خود را سوى آن کنید تا مردم را بر ضد شما دستاویزى نباشد، مگر کسانى از آنها که ظلم کردند [که در هر صورت خرده مى‌گیرند]. پس از آنها نترسید و از من بترسید، و///و از هر کجا بیرون آمدى، [به هنگام نماز] روى خود را به سمت مسجدالحرام بگردان؛ و هر کجا بودید رویهاى خود را به سوى آن بگردانید، تا براى مردم -غیر از ستمگرانشان- بر شما حجتى نباشد. پس، از آنان نترسید، و از من بترسید، تا نعمت خود را بر شما کامل گردانم، و باشد که هدایت شوید.///و [اى پیامبر!] از هر جا خارج شدى، پس [به هنگام نماز] روى خود را به سوى مسجدالحرام بگردان، و [شما نیز اى مسلمانان!] هر جا بودید روى خود را به سوى آن بگردانید تا مردم، بر ضد شما دلیلى نداشته باشند، مگر آنها که ستمکار [و لجوج] هستند. پس از آنها نترسید و تنها از من پروا کنید. و [بدانید تغییر قبله براى آن بود] که نعمت خود را بر شما تمام کنم، و شاید که شما هدایت شوید.///و از هر جا و به هر دیار بیرون شدی روی به جانب کعبه کن و شما مسلمین هم به هر کجا بودید روی بدان جانب کنید تا مردم به حجت و مجادله بر شما زبان نگشایند-جز گروه ستمکار (معاند) که از (جدل و گفتگوی) آنان هم نیندیشید و از (نافرمانی) من بترسید-و تا نعمت و رحمتم را برای شما به حد کمال رسانم، و باشد که (به طریق صواب) راه یابید.///و از هر جا که بیرون شدی روی به سوی مسجدالحرام آور و هر جا که بودید روی به سوی آن آورید، تا مردم از شما بهانه‌ای نداشته باشند، مگر ستمگران، که از آنان نترسید و از من بترسید و [چنین مقرر داشتم‌] تا نعمتم را بر شما تمام گردانم و باشد که راهیاب شوید///و از هر جا خارج شدی، روی خود را به جانب مسجد الحرام کن! و هر جا بودید، روی خود را به سوی آن کنید! تا مردم، جز ظالمان (که دست از لجاجت برنمی‌دارند،) دلیلی بر ضد شما نداشته باشند؛ (زیرا از نشانه‌های پیامبر، که در کتب آسمانی پیشین آمده، این است که او، به سوی دو قبله، نماز می‌خواند.) از آنها نترسید! و (تنها) از من بترسید! (این تغییر قبله، به خاطر آن بود که) نعمت خود را بر شما تمام کنم، شاید هدایت شوید!///و هرگاه (یا هرجا) برون رفتی پس بگردان روی خود بسوی مسجد حرام و هر جا باشید بگردانید رویهای خود را بسوی آن تا نباشد مردم را بر شما دستاویزی مگر آنان که ستم کردند از ایشان پس نترسید از ایشان و مرا بترسید و تا تمام کنم نعمتم را بر شما و شاید هدایت یابید///و از هر کجا بیرون آمدی (به هنگام نماز) روی خود را سوی مسجدالحرام بگردان و هر کجا بودید روی‌های خود را سوی آن (سامان) بگردانید، تا برای مردمان - بجز کسانی از آنان (که) ستم کردند - بر شما حجتی نباشد. پس از آنان نهراسید و از من بهراسید و تا نعمت خود را بر شما کامل گردانم و شاید شما هدایت شوید. quran_en_fa A similar (favour have ye already received) in that We have sent among you a Messenger of your own, rehearsing to you Our Signs, and sanctifying you, and instructing you in Scripture and Wisdom, and in new knowledge. همان گونه که [تغییر قبله، کامل کردن نعمت است، این حقیقت هم کامل کردن نعمت است که] در میان شما رسولی از خودتان فرستادیم که همواره آیات ما را بر شما می‌خواند، و شما را [از هر نوع آلودگی ظاهری و باطنی] پاک و پاکیزه می‌کند، و کتاب وحکمت به شما می‌آموزد، وآنچه را نمی‌دانستید به شما تعلیم می‌دهد.///همان گونه که [تغییر قبله، کامل کردن نعمت است، این حقیقت هم کامل کردن نعمت است که] در میان شما رسولی از خودتان فرستادیم که همواره آیات ما را بر شما می‌خواند، و شما را [از هر نوع آلودگی ظاهری و باطنی] پاک و پاکیزه می‌کند، و کتاب وحکمت به شما می‌آموزد، وآنچه را نمی‌دانستید به شما تعلیم می‌دهد.///همچنان که پیامبرى از خود شما را بر شما فرستادیم تا آیات ما را برایتان بخواند و شما را پاکیزه گرداند و کتاب و حکمت آموزد و آنچه را که نمى‌دانستید به شما یاد دهد.///چنان که در میان شما پیامبرى از خودتان فرستادیم تا آیات ما را بر شما تلاوت کند و [از زشتى‌ها] پاکتان سازد و کتاب و حکمتتان بیاموزد و آنچه را نمى‌دانستید تعلیمتان دهد///همان طور که در میان شما، فرستاده‌اى از خودتان روانه کردیم، [که‌] آیات ما را بر شما مى‌خواند، و شما را پاک مى‌گرداند، و به شما کتاب و حکمت مى‌آموزد، و آنچه را نمى‌دانستید به شما یاد مى‌دهد.///همان‌گونه [که براى هدایت شما] رسولى در میان شما از نوع خودتان فرستادیم تا آیات ما را بر شما بخواند و شما را پاک سازد و به شما کتاب و حکمت بیاموزد و آنچه را نمی‌توانستید بدانید، به شما یاد دهد.///چنانکه در میان شما رسولی از خودتان فرستادیم که آیات ما را برای شما تلاوت می‌کند و نفوس شما را (از پلیدی جهل) پاک و منزه می‌گرداند و به شما تعلیم کتاب و حکمت می‌دهد و آنچه را نمی‌دانید به شما می‌آموزد.///همچنانکه پیامبری از خودتان به میان شما فرستادم تا آیات ما را بر شما بخواند و پاکدلتان بگرداند و به شما کتاب و حکمت بیاموزد و آنچه نمی‌دانستید به شما آموزش دهد///همان‌گونه (که با تغییر قبله، نعمت خود را بر شما کامل کردیم،) رسولی از خودتان در میان شما فرستادیم؛ تا آیات ما را بر شما بخواند؛ و شما را پاک کند؛ و به شما، کتاب و حکمت بیاموزد؛ و آنچه را نمی‌دانستید، به شما یاد دهد.///چنان که فرستادیم بر شما فرستاده‌ای از شما که می‌خواند بر شما آیتهای ما را و پاکیزه می‌سازد شما را و می‌آموزد به شما کتاب و حکمت را و می‌آموزد شما را آنچه نبودید بدانید///چنان که در میان شما، فرستاده‌ای از خودتان روانه کردیم، در حالی که آیات ما را بر شما می‌خواند و پاکتان می‌گرداند و شما را کتاب و حکمت می‌آموزد و آنچه توان یادگیریش را نداشته‌اید به شما یاد می‌دهد. quran_en_fa Then do ye remember Me; I will remember you. Be grateful to Me, and reject not Faith. پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و مرا سپاس گزارید و کفران نعمت نکنید.///پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و مرا سپاس گزارید و کفران نعمت نکنید.///پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم. مرا سپاس گویید و ناسپاسى من مکنید.///پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم، و براى من سپاسگزارى کنید و ناسپاسى‌ام نکنید///پس مرا یاد کنید، [تا] شما را یاد کنم؛ و شکرانه‌ام را به جاى آرید؛ و با من ناسپاسى نکنید.///پس مرا یاد کنید، تا شما را یاد کنم، و براى من شکر کنید و کفران نورزید.///پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و شکر نعمت من به جای آرید و کفران نعمت من نکنید.///پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و مرا سپاس بگزارید و با من ناسپاسی نکنید///پس به یاد من باشید، تا به یاد شما باشم! و شکر مرا گویید و (در برابر نعمتهایم) کفران نکنید!///پس یاد کنید مرا یاد کنم شما را و سپاس گزارید برای من و به من کفر نورزید///پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم‌؛ و سپاسم را به جای آرید و کفر وکفران نورزید. quran_en_fa O ye who believe! seek help with patient perseverance and prayer; for Allah is with those who patiently persevere. ای اهل ایمان از صبر و نماز [برای حل مشکلات خود و پاک ماندن از آلودگی‌ها و رسیدن به رحمت حق] کمک بخواهید زیرا خدا با صابران است.///ای اهل ایمان از صبر و نماز [برای حل مشکلات خود و پاک ماندن از آلودگی‌ها و رسیدن به رحمت حق] کمک بخواهید زیرا خدا با صابران است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از شکیبایى و نماز مدد جویید که خدا با شکیبایان است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از صبر و نماز کمک بگیرید که خداوند با صابران است///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از شکیبایى و نماز یارى جویید؛ زیرا خدا با شکیبایان است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! [در حوادث سخت زندگى،] از صبر و نماز کمک بگیرید، همانا خداوند با صابران است.///ای اهل ایمان، (در پیشرفت کار خود) از صبر و مقاومت کمک گیرید و به ذکر خدا و نماز توسل جویید که خدا با صابران است.///ای مؤمنان از صبر و نمازی یاری بجویید که خدا با صابران است‌///ای افرادی که ایمان آورده‌اید! از صبر (و استقامت) و نماز، کمک بگیرید! (زیرا) خداوند با صابران است.///ای آنان که ایمان آوردید کمک جوئید از صبر و نماز همانا خداوند است با صبرکنندگان‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! از شکیبایی و نماز یاری جویید (که) خدا بی‌گمان (همواره) با شکیبایان است. quran_en_fa And say not of those who are slain in the way of Allah: "They are dead." Nay, they are living, though ye perceive (it) not. و به آنان که در راه خدا کشته می‌شوند مرده نگویید، بلکه [در عالم برزخ] دارای حیات اند، ولی شما [کیفیت آن حیات را] درک نمی‌کنید.///و به آنان که در راه خدا کشته می‌شوند مرده نگویید، بلکه [در عالم برزخ] دارای حیات اند، ولی شما [کیفیت آن حیات را] درک نمی‌کنید.///آنان را که در راه خدا کشته مى‌شوند، مرده مخوانید. آنها زنده‌اند و شما در نمى‌یابید.///و به کشتگان راه خدا مرده نگویید، بلکه زنده‌اند ولى شما درک نمى‌کنید///و کسانى را که در راه خدا کشته مى‌شوند، مرده نخوانید، بلکه زنده‌اند؛ ولى شما نمى‌دانید.///و به آنها که در راه خدا کشته مى‌شوند مرده نگویید، بلکه آنان زنده‌اند، ولى شما نمى‌فهمید.///و به آنان که در راه خدا کشته شوند مرده نگویید، بلکه زنده ابدی هستند و لیکن همه شما این حقیقت را درنخواهید یافت.///و کسانی را که در راه خدا کشته می‌شوند، مرده نخوانید، بلکه زنده‌اند ولی شما نمی‌دانید///و به آنها که در راه خدا کشته می‌شوند، مرده نگویید! بلکه آنان زنده‌اند، ولی شما نمی‌فهمید!///و نگوئید بدانان که کشته شدند در راه خدا مردگان بلکه زندگانند و لیکن درنمی‌یابید///و درباره‌ی کسانی که در راه خدا کشته می‌شوند، نگویید مرده‌هایند؛ بلکه زندگانند، ولی شما باریک‌بینی نمی‌کنید. quran_en_fa Be sure we shall test you with something of fear and hunger, some loss in goods or lives or the fruits (of your toil), but give glad tidings to those who patiently persevere, و بی تردید شما را به چیزی اندک از ترس و گرسنگی و کاهش بخشی از اموال و کسان و محصولات [نباتی یا ثمرات باغ زندگی از زن و فرزند] آزمایش می‌کنیم. و صبرکنندگان را بشارت ده.///و بی تردید شما را به چیزی اندک از ترس و گرسنگی و کاهش بخشی از اموال و کسان و محصولات [نباتی یا ثمرات باغ زندگی از زن و فرزند] آزمایش می‌کنیم. و صبرکنندگان را بشارت ده.///البته شما را به اندکى ترس و گرسنگى و بینوایى و بیمارى و نقصان در محصول مى‌آزماییم. و شکیبایان را بشارت ده.///و مسلما شما را به چیزى از ترس و گرسنگى و زیان مالى و جانى و کاهش محصولات مى‌آزماییم، و صابران را نوید ده///و قطعا شما را به چیزى از [قبیل‌] ترس و گرسنگى، و کاهشى در اموال و جانها و محصولات مى‌آزماییم؛ و مژده ده شکیبایان را:///و قطعا شما را با چیزى از قبیل ترس، گرسنگى، زیان مالى و جانى و کمبود محصولات، می‌آزماییم و صابران [در این حوادث و بلاها] را بشارت بده!///و البته شما را به پاره‌ای از سختی‌ها چون ترس و گرسنگی و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت بیازماییم، و صابران را بشارت و مژده بده.///و همواره شما را به نوعی از ترس و گرسنگی و زیان مالی و جانی و کمبود محصول می‌آزماییم و صابران را نوید بده‌///قطعا همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی، و کاهش در مالها و جانها و میوه‌ها، آزمایش می‌کنیم؛ و بشارت ده به استقامت‌کنندگان!///و هرآینه بیازمائیم شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کاهشی از مالها و جانها و میوه‌ها و مژده ده به صبرکنندگان‌///و بی‌چون و بی‌گمان شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کاهشی از اموال و جان‌ها و محصولات (تان) می‌آزماییم‌؛ و شکیبایان را مژده ده‌؛ quran_en_fa Who say, when afflicted with calamity: "To Allah We belong, and to Him is our return":- همان کسانی که چون بلا و آسیبی به آنان رسد گویند: ما مملوک خداییم و یقینا به سوی او بازمی گردیم.///همان کسانی که چون بلا و آسیبی به آنان رسد گویند: ما مملوک خداییم و یقینا به سوی او بازمی گردیم.///کسانى که چون مصیبتى به آنها رسید گفتند: ما از آن خدا هستیم و به او باز مى‌گردیم.///آنها که هرگاه مصیبتى بدانها رسد [صبورى کنند] و گویند: ما از آن خداییم و به سوى او باز مى‌گردیم/// [همان‌] کسانى که چون مصیبتى به آنان برسد، مى‌گویند: «ما از آن خدا هستیم، و به سوى او باز مى‌گردیم.»///[صابران] کسانى هستند که هرگاه مصیبتى به آنها رسد، مى‌گویند: «ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى‌گردیم.»///آنان که چون به حادثه سخت و ناگواری دچار شوند (صبوری پیش گرفته و) گویند: ما به فرمان خدا آمده‌ایم و به سوی او رجوع خواهیم کرد.///کسانی که چون مصیبتی به آنان رسد گویند انا لله و انا الیه راجعون [ما از خداییم و به خدا باز می‌گردیم‌]///آنها که هر گاه مصیبتی به ایشان می‌رسد، می‌گویند: «ما از آن خدائیم؛ و به سوی او بازمی‌گردیم!»///آنان که هرگاه پیشامدی بدیشان رسد گویند ما از خدائیم و مائیم بسوی او بازگردندگان‌///(همان) کسانی که زمانی (که) مصیبتی به آنان در رسد، گویند: «ما بی‌گمان از آن خداییم و ما بی‌چون تنها سوی او بازگردندگانیم.» quran_en_fa They are those on whom (Descend) blessings from Allah, and Mercy, and they are the ones that receive guidance. آنانند که درودها و رحمتی از سوی پروردگارشان بر آنان است و آنانند که هدایت یافته‌اند.///آنانند که درودها و رحمتی از سوی پروردگارشان بر آنان است و آنانند که هدایت یافته‌اند.///صلوات و رحمت پروردگارشان بر آنان باد، که هدایت یافتگانند.///آنانند که درودها و رحمتى از پروردگارشان بر آنهاست و [تنها] همین‌ها هدایت یافتگانند///بر ایشان درودها و رحمتى از پروردگارشان [باد] و راه‌یافتگان [هم‌] خود ایشانند.///آنانند که درودها و رحمت پروردگارشان، شامل حالشان شده و همان‌ها هدایت­یافتگانند.///آن گروهند که مخصوص به درود و الطاف الهی و رحمت خاص خدایند و آنها خود هدایت یافتگانند.///بر اینان درود پروردگارشان و رحمت او باد و اینانند که رهیافته‌اند///اینها، همانها هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده؛ و آنها هستند هدایت‌یافتگان!///آنانند که بر ایشان است درودهائی از پروردگارشان و رحمتی و آنانند هدایت‌شدگان‌///ایشان بر (سر و سامان) شان درودها و رحمتی (سرشار) از پروردگارشان است و تنها ایشان، هم‌اینان، راه‌یافتگانند. quran_en_fa Behold! Safa and Marwa are among the Symbols of Allah. So if those who visit the House in the Season or at other times, should compass them round, it is no sin in them. And if any one obeyeth his own impulse to good,- be sure that Allah is He Who recogniseth and knoweth. بی تردید صفا و مروه از نشانه‌های خداست؛ پس کسی که حج خانه کعبه کند، یا عمره انجام دهد، بر او گناهی نیست که بر آن دو طواف کند. و کسی که [به خواست خودش افزون بر واجبات] کار نیکی [چون طواف و سعی مستحب] انجام دهد، بدون تردید خدا [در برابر عمل او] پاداش دهنده و [به کار وحال او] داناست.///بی تردید صفا و مروه از نشانه‌های خداست؛ پس کسی که حج خانه کعبه کند، یا عمره انجام دهد، بر او گناهی نیست که بر آن دو طواف کند. و کسی که [به خواست خودش افزون بر واجبات] کار نیکی [چون طواف و سعی مستحب] انجام دهد، بدون تردید خدا [در برابر عمل او] پاداش دهنده و [به کار وحال او] داناست.///صفا و مروه از شعایر خداست. پس کسانى که حج خانه را به جاى مى‌آورند یا عمره مى‌گزارند، اگر بر آن دو کوه طواف کنند مرتکب گناهى نشده‌اند. پس هر که کار نیکى را به رغبت انجام دهد بداند که خدا شکر گزارنده‌اى داناست.///همانا صفا و مروه از شعائر خداست. پس هر که حج خانه خدا کند یا عمره به جا آورد، مانعى ندارد میان آن دو طواف کند. و هر که با میل و رغبت کار نیکى به جاى آورد، [بداند که‌] مسلما خدا سپاسگزار داناست///در حقیقت، «صفا» و «مروه» از شعایر خداست [که یادآور اوست‌]؛ پس هر که خانه [خدا] را حج کند، یا عمره گزارد، بر او گناهى نیست که میان آن دو سعى به جاى آورد. و هر که افزون بر فریضه، کار نیکى کند، خدا حق شناس و داناست.///صفا و مروه، از شعائر خداست. پس هر که حج خانه‌ى خدا و یا عمره به جاى آورد، مانعى ندارد که بین صفا و مروه طواف کند. و [علاوه بر واجبات،] هر کس داوطلبانه کار خیرى انجام دهد، همانا خداوند سپاس­گزار داناست.///سعی صفا و مروه از شعائر دین خداست، پس هر کس حج خانه کعبه یا اعمال مخصوص عمره به جای آورد باکی بر او نیست که سعی صفا و مروه نیز به جای آرد، و هر کس به راه خیر و نیکی شتابد (خدا پاداش وی خواهد داد که) خدا قدردان و (به همه امور خلق) عالم است.///صفا و مروه از شعائر الهی است، چون کسی حج یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که بین آن دو را بپیماید و هرکس به دلخواه کار خیری بجا آورد همانا خداوند قدردان و داناست‌///«صفا» و «مروه» از شعائر (و نشانه‌های) خداست! بنابراین، کسانی که حج خانه خدا و یا عمره انجام می‌دهند، مانعی نیست که بر آن دو طواف کنند؛ (و سعی صفا و مروه انجام دهند. و هرگز اعمال بی‌رویه مشرکان، که بتهایی بر این دو کوه نصب کرده بودند، از موقعیت این دو مکان مقدس نمی‌کاهد!) و کسی که فرمان خدا را در انجام کارهای نیک اطاعت کند، خداوند (در برابر عمل او) شکرگزار، و (از افعال وی) آگاه است.///همانا صفا و مروه از شعارها (پرستشگاه‌ها) ی خدا است پس کسی که حج بیت کند یا عمره به جا آورد نیست بر او باکی که طواف کند بر آنها و کسی که خواستار نکوئی شود همانا خداست سپاسگزار دانا///«صفا» و «مروه‌» همواره از شعائر [: نشانگرهای دقیق] خدایند‌؛ پس هر که خانه‌ی خدا را زیارت کند یا عمره گزارد (در این دو صورت) بر او گناهی نیست که میان آن دو بسیار بگردد [: سعی به جای آورد]. و هر کس کار نیکی را به سختی انجام دهد، همواره خدا بسی شکرگزار داناست. quran_en_fa Those who conceal the clear (Signs) We have sent down, and the Guidance, after We have made it clear for the people in the Book,-on them shall be Allah's curse, and the curse of those entitled to curse,- یقینا کسانی که آنچه را ما از دلایل آشکار و [وسیله] هدایت نازل کردیم، پس از آنکه همه آن را در کتاب [تورات و انجیل] برای مردم روشن ساختیم، پنهان می‌کنند [تا مردم به قرآن و پیامبر ایمان نیاورند] خدا لعنتشان می‌کند، و لعنت کنندگان هم لعنتشان می‌کنند.///یقینا کسانی که آنچه را ما از دلایل آشکار و [وسیله] هدایت نازل کردیم، پس از آنکه همه آن را در کتاب [تورات و انجیل] برای مردم روشن ساختیم، پنهان می‌کنند [تا مردم به قرآن و پیامبر ایمان نیاورند] خدا لعنتشان می‌کند، و لعنت کنندگان هم لعنتشان می‌کنند.///کسانى را که دلایل روشن و هدایت‌کننده ما را، پس از آنکه در کتاب براى مردم بیانشان کرده‌ایم، کتمان مى‌کنند هم خدا لعنت مى کند و هم دیگر لعنت‌کنندگان.///کسانى که دلایل روشنگر و هدایتى را که نازل کرده‌ایم، بعد از آنکه آن را در کتاب آسمانى براى مردم روشن ساخته‌ایم، کتمان مى‌کنند خدا آنها را لعنت مى‌کند، و لعنت کنندگان نیز لعنتشان مى‌کنند///کسانى که نشانه‌هاى روشن، و رهنمودى را که فرو فرستاده‌ایم، بعد از آنکه آن را براى مردم در کتاب توضیح داده‌ایم، نهفته مى‌دارند، آنان را خدا لعنت مى‌کند، و لعنت‌کنندگان لعنتشان مى‌کنند.///کسانى که دلایل روشن و راهنمایی­هایی را که ما نازل کرده‌ایم، با آن که براى مردم در کتاب [آسمانى آنها] بیان نموده‌ایم، کتمان مى‌کنند، خداوند آنها را لعنت مى‌کند و همه لعنت‌کنندگان نیز آنان را لعن مى‌نمایند.///آن گروه (از علمای اهل کتاب) که آیات واضحه و هدایتی را که فرستادیم کتمان نمایند بعد از آنکه آن را برای (هدایت) مردم در کتاب آسمانی بیان کردیم، آنها را خدا و تمام لعن کنندگان (از جن و انس و ملک) نیز لعن می‌کنند.///کسانی که آیات روشن و رهنمودهایی را که نازل کرده‌ایم، بعد از آنکه در کتاب برای مردم بیان کرده‌ایم، پنهان می‌دارند، خداوند و لعنت‌گران بر آنان لعنت می‌فرستند///کسانی که دلایل روشن، و وسیله هدایتی را که نازل کرده‌ایم، بعد از آنکه در کتاب برای مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، خدا آنها را لعنت می‌کند؛ و همه لعن‌کنندگان نیز، آنها را لعن می‌کنند؛///همانا آنان که کتمان می‌کنند آنچه را فرستادیم از نشانیها و راهنمائی پس از آنکه بیانش کردیم برای مردم در کتاب آنان را لعن کند خدا و لعن کنند لعن‌کنندگان‌///بی‌گمان کسانی که نشانه‌های روشن و رهنمودی را که فرو فرستاده‌ایم - بعد از آنکه آنها را برای مردم در کتاب [: قرآن] توضیح داده‌ایم - پنهان می‌دارند، خدا ایشان را لعنت می‌کند و لعنت‌کنندگان (نیز) لعنتشان می‌کنند. quran_en_fa Except those who repent and make amends and openly declare (the Truth): To them I turn; for I am Oft-returning, Most Merciful. مگر کسانی که توبه کردند، و [مفاسد خود را] اصلاح نمودند، و [آنچه را پنهان کرده بودند] برای مردم روشن ساختند، پس توبه آنان را می‌پذیرم؛ زیرا من بسیار توبه پذیر و مهربانم.///مگر کسانی که توبه کردند، و [مفاسد خود را] اصلاح نمودند، و [آنچه را پنهان کرده بودند] برای مردم روشن ساختند، پس توبه آنان را می‌پذیرم؛ زیرا من بسیار توبه پذیر و مهربانم.///مگر آنها که توبه کردند و به صلاح آمدند و آنچه پنهان داشته بودند آشکار ساختند، که توبه‌شان را مى‌پذیرم و من توبه‌پذیر و مهربانم.///مگر آنها که توبه کردند و اصلاح نمودند و [حقیقت را] آشکار کردند، آنانند که توبه‌شان را مى‌پذیرم و من توبه پذیر مهربانم///مگر کسانى که توبه کردند، و [خود را] اصلاح نمودند، و [حقیقت را] آشکار کردند، پس بر آنان خواهم بخشود؛ و من توبه‌پذیر مهربانم.///مگر آنها که توبه کردند و [اعمال بد خود را با اعمال نیک] اصلاح نمودند و [آنچه را کتمان کرده بودند،] آشکار ساختند که من [لطف خود را] بر آنان بازمى‌گردانم، زیرا من توبه‌پذیر مهربانم.///مگر آنهایی که توبه کردند و به اصلاح مفاسد اعمال خود پرداختند و بیان کردند (آنچه را که کتمان کردند)، پس توبه اینان را می‌پذیرم که منم توبه پذیر و مهربان.///مگر کسانی که توبه کنند و به صلاح بازآیند و [پنهان داشته‌ها را] آشکار کنند که از آنان در می‌گذرم و من توبه‌پذیر مهربانم‌///مگر آنها که توبه و بازگشت کردند، و (اعمال بد خود را، با اعمال نیک،) اصلاح نمودند، (و آنچه را کتمان کرده بودند؛ آشکار ساختند؛) من توبه آنها را می‌پذیرم؛ که من تواب و رحیمم.///مگر آنان که بازگشتند و درستی کردند و بیان کردند که بر ایشان بازگشت کنم و منم بازگشت‌کننده مهربان‌///مگر کسانی که توبه کردند و (فسادکاریشان را) اصلاح نمودند و (حقیقت را) آشکار کردند. پس بر ایشان برگشت می‌کنم و منم بسیار برگشت‌کننده‌ی رحمتگر بر ویژگان. quran_en_fa Those who reject Faith, and die rejecting,- on them is Allah's curse, and the curse of angels, and of all mankind; قطعا کسانی که کافر شدند، و در حال کفر از دنیا رفتند، لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آنان است.///قطعا کسانی که کافر شدند، و در حال کفر از دنیا رفتند، لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آنان است.///بر آنان که کافر بودند و در کافرى مردند لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم باد.///آنها که کافر شدند و با کفر از دنیا رفتند، لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آنهاست///کسانى که کافر شدند، و در حال کفر مردند، لعنت خدا و فرشتگان و تمام مردم بر آنان باد.///کسانى که کافر شدند و در حال کفر از دنیا رفتند، لعنت خدا و فرشتگان و مردم، همگى بر آنها خواهد بود.///آنان که کافر شده و به عقیده کفر مردند البته بر آن گروه، خدا و فرشتگان و مردمان همه لعن می‌فرستند.///کسانی که کفرورزیده‌اند و در کفر مرده‌اند، لعنت خداوند و فرشتگان و مردم جملگی بر آنان است‌///کسانی که کافر شدند، و در حال کفر از دنیا رفتند، لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آنها خواهد بود!///همانا آنان که کفر ورزیدند و مردند حالی که کافرند بر ایشان است لعنت خدا و فرشتگان و مردم همگی‌///بی‌گمان کسانی که کافر شدند و در حال کفر مردند، لعنت خدا و فرشتگان و تمام مردمان، همگی، بر آنان است. quran_en_fa They will abide therein: Their penalty will not be lightened, nor will respite be their (lot). در آن لعنت جاودانه‌اند، نه عذاب از آنان سبک شود و نه مهلتشان دهند [تا عذر خواهی کنند].///در آن لعنت جاودانه‌اند، نه عذاب از آنان سبک شود و نه مهلتشان دهند [تا عذر خواهی کنند].///جاودانه در لعنتند و در عذابشان تخفیف داده نشود و لحظه‌اى مهلتشان ندهند.///که در آن [لعنت‌] جاویدانند، نه [در عذابشان‌] تخفیف داده مى‌شود و نه مهلت مى‌یابند///در آن [لعنت‌] جاودانه بمانند؛ نه عذابشان کاسته گردد، و نه مهلت یابند.///[آنان براى] همیشه در آن [لعنت و دورى از رحمت پروردگار] باقى مى‌مانند، نه از عذاب آنان کاسته مى‌شود و نه مهلت داده مى‌شوند.///همیشه در جهنم (به عذاب و شکنجه) باشند، نه بر آنان تخفیف عذاب دهند و نه به نظر رحمت بنگرند.///جاودانه در دوزخ‌اند و از عذابشان کاسته نمی‌شود، و به آنان مهلت ندهند///همیشه در آن (لعن و دوری از رحمت پروردگار) باقی می‌مانند؛ نه در عذاب آنان تخفیف داده می‌شود، و نه مهلتی خواهند داشت!///جاودانان در آن نه کاسته شود از ایشان عذاب و نه مهلت داده شوند///حال آنکه در آن (لعنت) جاودانه‌اند؛ نه عذابشان کاسته گردد و نه ایشان مهلت یابند. quran_en_fa And your Allah is One Allah: There is no god but He, Most Gracious, Most Merciful. و خدای شما خدای یگانه است، جز او خدایی نیست، رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگی است.///و خدای شما خدای یگانه است، جز او خدایی نیست، رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگی است.///خداى شما خدایى است یکتا. خدایى جز او نیست بخشاینده و مهربان.///و معبود شما معبودى یگانه است و جز او معبودى نیست که هستى بخش مهربان است///و معبود شما، معبود یگانه‌اى است که جز او هیچ معبودى نیست، [و اوست‌] بخشایشگر مهربان.///و معبود شما خدایى یگانه است، جز او معبودى نیست، بخشنده‌ى مهربان است.///و خدای شما، خدای یکتاست، نیست خدایی مگر او که بخشاینده و مهربان است.///و خدای شما خدای یگانه است که خدایی جز او نیست و رحمان و رحیم است‌///و خدای شما، خداوند یگانه‌ای است، که غیر از او معبودی نیست! اوست بخشنده و مهربان (و دارای رحمت عام و خاص)!///و خدای شما خداوند یکتا است نیست خدائی جز او بخشنده مهربان‌///و معبود شما، معبودی یگانه است. جز او هیچ معبودی نیست. او رحمتگر بر همگان، (و) رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa Behold! in the creation of the heavens and the earth; in the alternation of the night and the day; in the sailing of the ships through the ocean for the profit of mankind; in the rain which Allah Sends down from the skies, and the life which He gives therewith to an earth that is dead; in the beasts of all kinds that He scatters through the earth; in the change of the winds, and the clouds which they Trail like their slaves between the sky and the earth;- (Here) indeed are Signs for a people that are wise. بی تردید در آفرینش آسمان‌ها و زمین و رفت و آمد شب و روز و کشتی هایی که در دریاها [با جابجا کردن مسافر و کالا] به سود مردم روانند و بارانی که خدا از آسمان نازل کرده و به وسیله آن زمین را پس از مردگی اش زنده ساخته و در آن از هر نوع جنبنده‌ای پراکنده کرده و گرداندن بادها و ابر مسخر میان آسمان و زمین، نشانه هایی است [از توحید، ربوبیت و قدرت خدا] برای گروهی که می‌اندیشند.///بی تردید در آفرینش آسمان‌ها و زمین و رفت و آمد شب و روز و کشتی هایی که در دریاها [با جابجا کردن مسافر و کالا] به سود مردم روانند و بارانی که خدا از آسمان نازل کرده و به وسیله آن زمین را پس از مردگی اش زنده ساخته و در آن از هر نوع جنبنده‌ای پراکنده کرده و گرداندن بادها و ابر مسخر میان آسمان و زمین، نشانه هایی است [از توحید، ربوبیت و قدرت خدا] برای گروهی که می‌اندیشند.///در آفرینش آسمانها و زمین، و در آمد و شد شب و روز، و در کشتیهایى که در دریا مى‌روند و مایه سود مردمند، و در بارانى که خدا از آسمان فرو مى‌فرستد تا زمین مرده را بدان زنده سازد و جنبندگان را در آن پراکنده کند، و در حرکت بادها، و ابرهاى مسخر میان زمین و آسمان؛ براى خردمندانى که در مى‌یابند نشانه هاست.///بى‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین و آمد و شد شب و روز و کشتى‌ها که براى کسب منافع مردم به دریا روانند و آبى که خدا از آسمان فرو فرستاد پس زمین مرده را به آن زنده نمود و همه گونه جنبنده در آن منتشر ساخت و گردش بادها و ابرهاى مهار شده‌ى میان آسمان و ز///راستى که در آفرینش آسمانها و زمین، و در پى یکدیگر آمدن شب و روز، و کشتیهایى که در دریا روانند با آنچه به مردم سود مى‌رساند، و [همچنین‌] آبى که خدا از آسمان فرو فرستاده، و با آن، زمین را پس از مردنش زنده گردانیده، و در آن هر گونه جنبنده‌اى پراکنده کرده، و [نیز در] گردانیدن بادها، و ابرى که میان آسمان و زمین آرمیده است، براى گروهى که مى‌اندیشند، واقعا نشانه‌هایى [گویا] وجود دارد.///در آفرینش آسمان‌ها و زمین و آمد و شد شب و روز و کشتى‌هایى که در دریا در حرکتند تا به مردم سود برسانند و آبى که خداوند از آسمان نازل کرده و با آن زمین مرده را زنده نموده و انواع جنبندگان را در آن گسترده و [همچنین] در تغییر مسیر بادها و ابرهایى که میان آسمان و زمین تحت فرمانند، براى مردمى که مى‌اندیشند، نشانه‌هایى گویاست.///محققا در خلقت آسمانها و زمین و رفت و آمد شب و روز، و کشتی‌ها که بر روی آب برای انتفاع خلق در حرکت است، و بارانی که خدا از بالا فرو فرستاد تا به آن آب، زمین را بعد از مردن زنده کرد و سبز و خرم گردانید، و در پراکندن انواع حیوانات در زمین، و گردانیدن بادها (به هر طرف) و در خلقت ابر که میان زمین و آسمان مسخر است، در همه این امور ادله‌ای واضح برای عاقلان است.///آری در آفرینش آسمانها و زمین و در پی یکدیگر آمدن شب و روز و در کشتی‌ای که برای بهره‌وری مردم در دریا روان است، و آبی که خداوند از آسمان فرو فرستاده است و بدان زمین را پس از پژمردنش زنده داشته و جانورانی که در آن پراکنده است، و در گردش بادها و در ابری که بین آسمان و زمین آرمیده است، برای مردمی که می‌اندیشند، شگفتیهاست‌///در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و شد شب و روز، و کشتیهایی که در دریا به سود مردم در حرکتند، و آبی که خداوند از آسمان نازل کرده، و با آن، زمین را پس از مرگ، زنده نموده، و انواع جنبندگان را در آن گسترده، و (همچنین) در تغییر مسیر بادها و ابرهایی که میان زمین و آسمان مسخرند، نشانه‌هایی است (از ذات پاک خدا و یگانگی او) برای مردمی که عقل دارند و می‌اندیشند!///همانا در آفرینش آسمانها و زمین و گردش شب و روز و کشتیی که روان شود در دریا بدانچه سود دهد به مردم و آنچه فرو فرستاده است خدا از آسمان از آبی که زنده ساخته است بدان زمین را پس از مردنش و پراکنده است در آن از هر جنبنده‌ای و گردش بادها و ابری که مسخر است میان آسمان و زمین همانا آیتهائی است برای قومی که بخرد یابند///به‌راستی در آفرینش آسمان‌ها و زمین و پی‌درپی آمدن شب و روز و کشتی‌هایی که در دریا روانند -با آنچه به مردم سود می‌رساند- و از آبی که خدا از آسمان فرو فرستاده، پس با آن زمین را بعد از مردنش زنده گردانید و در آن از هر گونه جنبنده‌ای پراکنده کرده و (نیز در) جابه‌جا کردن بادها و ابری که میان آسمان و زمین مسخر است، برای گروهی که خردورزی می‌کنند همواره نشانه‌هایی (گویا) وجود دارد. quran_en_fa Yet there are men who take (for worship) others besides Allah, as equal (with Allah): They love them as they should love Allah. But those of Faith are overflowing in their love for Allah. If only the unrighteous could see, behold, they would see the penalty: that to Allah belongs all power, and Allah will strongly enforce the penalty. و برخی از مردم به جای خدا معبودهایی انتخاب می‌کنند که آنها را آن گونه که سزاوار است خدا را دوست داشته باشند، دوست می‌دارند؛ ولی آنان که ایمان آورده‌اند، محبت و عشقشان به خدا بیشتر و قوی‌تر است. و اگر کسانی که [با انتخاب معبودهای باطل] ستم روا داشتند، هنگامی که عذاب را ببینند، بی تردید بفهمند که همه قدرت ویژه خداست [و معبودهای باطل، هیچ و پوچ اند] و خدا سخت کیفر است.///و برخی از مردم به جای خدا معبودهایی انتخاب می‌کنند که آنها را آن گونه که سزاوار است خدا را دوست داشته باشند، دوست می‌دارند؛ ولی آنان که ایمان آورده‌اند، محبت و عشقشان به خدا بیشتر و قوی‌تر است. و اگر کسانی که [با انتخاب معبودهای باطل] ستم روا داشتند، هنگامی که عذاب را ببینند، بی تردید بفهمند که همه قدرت ویژه خداست [و معبودهای باطل، هیچ و پوچ اند] و خدا سخت کیفر است.///بعضى از مردم خدا را همتایانى اختیار مى‌کنند و آنها را چنان دوست مى‌دارند که خدا را. ولى آنان که ایمان آورده‌اند خدا را بیشتر دوست مى‌دارند. و آنگاه که این ستم پیشگان عذاب را ببینند دریابند که همه قدرت از آن خداست. هر آینه خدا به سختى عقوبت مى‌کند.///و برخى از مردم همتایانى غیر از خدا مى‌گیرند و آنها را چون خدا دوست مى‌دارند ولى آنها که ایمان آورده‌اند خدا را بیش از هر چیزى دوست دارند. و اگر ظالمان آن گاه که عذاب را ببینند، مى‌دیدند که تمام قدرت یکسره به دست خداست و خدا سخت کیفر است، [از گناه خو///و برخى از مردم، در برابر خدا، همانندهایى [براى او] برمى‌گزینند، و آنها را چون دوستى خدا، دوست مى‌دارند؛ ولى کسانى که ایمان آورده‌اند، به خدا محبت بیشترى دارند. کسانى که [با برگزیدن بتها، به خود] ستم نموده‌اند اگر مى‌دانستند هنگامى که عذاب را مشاهده کنند تمام نیرو [ها] از آن خداست، و خدا سخت‌کیفر است.///و بعضى از مردم کسانى هستند که معبودهایى غیر از خداوند براى خود برمى‌گزینند و آنها را همچون خدا، دوست دارند. اما آنان که ایمان دارند، محبتشان به خدا [از محبت مشرکان به معبودهایشان] شدیدتر است و آنها که [به خود] ستم کردند، هنگامى که عذاب خدا را مشاهده کنند، خواهند دانست که تمام نیروها، تنها به دست خداست و خداوند، سخت‌کیفر است.///برخی از مردم (نادان) غیر خدا را همانند خدا گیرند و چنانکه خدا را بایست دوست داشت با آنها دوستی ورزند، لیکن آنها که اهل ایمانند کمال محبت و دوستی را فقط به خدا مخصوص دارند. و اگر فرقه مشرکین ستمکار وقتی که عذاب خدا را مشاهده کنند ببینند که قدرت خاص خدا است و عذاب خدا بسیار سخت است (از شرک خود سخت پشیمان شوند).///کسانی از مردم هستند که همتایانی برای خداوند قائل می‌شوند و آنها را همچون خدا دوست می‌دارند، حال آنکه مؤمنان خداوند را دوست‌تر دارند، و اگر ستمکاران [مشرکان‌] به هنگامی که عذاب [روز قیامت‌] را مشاهده کنند، بدانند که هر قدرتی از آن خداوند است و خداوند سخت کیفر است [پشیمان می‌شوند و به حقیقت پی می‌برند]///بعضی از مردم، معبودهایی غیر از خداوند برای خود انتخاب می‌کنند؛ و آنها را همچون خدا دوست می‌دارند. اما آنها که ایمان دارند، عشقشان به خدا، (از مشرکان نسبت به معبودهاشان،) شدیدتر است. و آنها که ستم کردند، (و معبودی غیر خدا برگزیدند،) هنگامی که عذاب (الهی) را مشاهده کنند، خواهند دانست که تمام قدرت، از آن خداست؛ و خدا دارای مجازات شدید است؛ (نه معبودهای خیالی که از آنها می‌هراسند.)///و از مردمند گروهی که برگیرند جز خدا همتایانی دوستشان دارند مانند دوستی خدا و آنان که ایمان آوردند سخت‌ترند در دوستی خدا و اگر می‌دیدند آنانکه ستم ورزیدند گاهی که بینند عذاب را آنکه نیرو از آن خدا است همگی و آنکه خدا است سخت شکنجه‌///و برخی از مردمان، کسانی‌اند که بجز خدا شریکانی (در خدایی) برمی‌گزینند، (و) آنها را همچون دوستی با خدا دوست می‌دارند. و کسانی که ایمان آوردند، برای خدا (در دل‌هاشان) محبت بیشتری دارند. کسانی که (با برگزیدن بت‌ها، به خود) ستم نموده‌اند، کاش می‌دانستند چون عذاب را مشاهده کنند؛ تمام نیرو (ها) از آن خداست و اینکه همانا خدا سخت‌کیفر است. quran_en_fa Then would those who are followed clear themselves of those who follow (them): They would see the penalty, and all relations between them would be cut off. در آن هنگام پیشوایان [شرک و کفر] از پیروانشان بیزاری جویند، و عذاب را مشاهده کنند، و همه دست آویزها و پیوندها از آنان بریده شود.///در آن هنگام پیشوایان [شرک و کفر] از پیروانشان بیزاری جویند، و عذاب را مشاهده کنند، و همه دست آویزها و پیوندها از آنان بریده شود.///آنگاه که پیشوایان، عذاب را بنگرند و از فرمانبران خویش بیزارى جویند و پیوند میان ایشان گسسته گردد.///آن‌گاه که پیشوایان از پیروان خود بیزارى جویند و عذاب را به روشنى ببینند و [تمام‌] روابط و سبب‌ها بریده گردد///آنگاه که پیشوایان از پیروان بیزارى جویند؛ و عذاب را مشاهده کنند، و میانشان پیوندها بریده گردد.///در آن هنگام که عذاب را مشاهده کنند و پیوند میانشان بریده [و دستشان از همه چیز قطع] گردد، پیشوایان [کفر]، از پیروان خود بیزارى می‌جویند.///هنگامی که بیزاری جویند رؤسا و پیشوایان (باطل) از پیروان خود و عذاب خدا را مشاهده کنند و هر گونه وسیله و اسباب از آنها قطع شود (و روابط باطل به جا نماند).///آنگاه که پیشوایان [گمراه‌] از پیروان تبری جویند و عذاب را مشاهده کنند و پیوندشان گسسته شود///در آن هنگام، رهبران (گمراه و گمراه‌کننده) از پیروان خود، بیزاری می‌جویند؛ و کیفر خدا را مشاهده می‌کنند؛ و دستشان از همه جا کوتاه می‌شود.///هنگامی که بیزاری جستند آنان که پیروی شدند از آنان که پیروی کردند و نگریستند عذاب را و گسیخته شد از ایشان رشته‌ها///چون پیشوایان از پیروانشان بیزاری جستند و عذاب (شان) را مشاهده کردند و توسط خودشان تمامی اسباب (برگزیده‌شان از ایشان) گسیخته گشت. quran_en_fa And those who followed would say: "If only We had one more chance, We would clear ourselves of them, as they have cleared themselves of us." Thus will Allah show them (The fruits of) their deeds as (nothing but) regrets. Nor will there be a way for them out of the Fire. و آنان که [به جای خدا از پیشوایان شرک و کفر] پیروی کردند، گویند: کاش برای ما بازگشتی [به دنیا] بود تا ما هم از آنان بیزاری می‌جستیم، همان گونه که آنان از ما بیزاری جستند. خدا این گونه اعمالشان را که برای آنان مایه اندوه و دریغ است، به آنان نشان می‌دهد و اینان هرگز از آتش بیرون آمدنی نیستند.///و آنان که [به جای خدا از پیشوایان شرک و کفر] پیروی کردند، گویند: کاش برای ما بازگشتی [به دنیا] بود تا ما هم از آنان بیزاری می‌جستیم، همان گونه که آنان از ما بیزاری جستند. خدا این گونه اعمالشان را که برای آنان مایه اندوه و دریغ است، به آنان نشان می‌دهد و اینان هرگز از آتش بیرون آمدنی نیستند.///و آن پیروان گویند: کاش بار دیگر بازمى‌گشتیم، تا آنچنان که از ما بیزارى جسته‌اند از آنها بیزارى مى‌جستیم. خداوند کردارهایشان را اینچنین مایه حسرتشان سازد و آنان از آتش رهایى نیابند.///و پیروان [کفار] گویند: اى کاش ما را [به دنیا] بازگشتى بود تا از آنها بیزارى مى‌جستیم، همان طور که آنها از ما بیزارى جستند. بدین‌سان خدا اعمالشان را [به صورت‌] حسرت‌هایى بر آنها مى‌نماید و آنها از آتش بیرون شدنى نیستند///و پیروان مى‌گویند: «کاش براى ما بازگشتى بود تا همان گونه که [آنان‌] از ما بیزارى جستند [ما نیز] از آنان بیزارى مى‌جستیم.» این گونه خداوند، کارهایشان را -که بر آنان مایه حسرتهاست- به ایشان مى‌نمایاند، و از آتش بیرون‌آمدنى نیستند.///و [در آن هنگام] پیروان می‌گویند: «اى کاش بار دیگر [به دنیا] برمى‌گشتیم تا از این پیشوایان بیزارى جوییم، همان‌گونه که آنها [امروز] از ما بیزارى جستند.» بدین­سان خداوند اعمال آنها را که مایه‌ی حسرت آنهاست، به آنها نشان مى‌دهد و هرگز از آتش دوزخ، بیرون نخواهند آمد.///و آن پیروان گویند: کاش دیگر بار به دنیا باز می‌گشتیم و از (اطاعت) اینان بیزاری می‌جستیم چنان که اینها (گرهی از کار ما نگشودند و) از ما بیزاری جستند! این گونه خدا، کردار (زشت جاهلانه) آنها را مایه حسرت و پشیمانی آنان کند و آنها از عذاب آتش جهنم بیرون شدنی نباشند.///و پیروان گویند کاش برای ما بازگشتی بود، تا همان گونه که آنان اکنون از ما تبری جستند، ما نیز از آنان تبری می‌جستیم، بدین‌سان خداوند کردارشان را همچون مایه حسرت بدیشان می‌نمایاند، و از آتش دوزخ بیرون آمدنی نیستند///و (در این هنگام) پیروان می‌گویند: «کاش بار دیگر به دنیا برمی‌گشتیم، تا از آنها [= پیشوایان گمراه‌] بیزاری جوییم، آن چنان که آنان (امروز) از ما بیزاری جستند! (آری،) خداوند این چنین اعمال آنها را به صورت حسرت‌زایی به آنان نشان می‌دهد؛ و هرگز از آتش (دوزخ) خارج نخواهند شد!///و گویند آنان که پیروی کردند کاش ما را بازگشتی می‌بود تا بیزاری می‌جستیم از ایشان بدانسان که بیزاری جستند از ما بدینگونه بنمایدشان خدا کردارهای ایشان را حسرتهائی بر ایشان و نیستند برون‌روندگان از آتش‌///و کسانی که پیروی (شان) کردند، گفتند: «کاش برای ما بازگشتی بود، پس همان گونه که (آنان) از ما بیزاری جستند (ما نیز) از آنان بیزاری می‌جستیم.» این گونه خدا کارهایشان را - که بر آنان (مایه‌ی) حسرت‌هاست - به ایشان نشان می‌دهد و از آتش (هم) بیرون‌شدنی نیستند. quran_en_fa O ye people! Eat of what is on earth, Lawful and good; and do not follow the footsteps of the evil one, for he is to you an avowed enemy. ای مردم! از آنچه [از انواع میوه‌ها و خوردنی‌ها] در زمین حلال و پاکیزه است، بخورید و از گام‌های شیطان پیروی نکنید؛ زیرا او نسبت به شما دشمنی آشکار است.///ای مردم! از آنچه [از انواع میوه‌ها و خوردنی‌ها] در زمین حلال و پاکیزه است، بخورید و از گام‌های شیطان پیروی نکنید؛ زیرا او نسبت به شما دشمنی آشکار است.///اى مردم، از آن چیزهاى حلال و پاکیزه که در زمین است بخورید و پاى به جاى پاى شیطان مگذارید که دشمن آشکار شماست.///اى مردم! از آنچه در زمین حلال و پاکیزه است بخورید و از گام‌هاى شیطان پیروى نکنید که او دشمن آشکار شماست///اى مردم، از آنچه در زمین است حلال و پاکیزه را بخورید، و از گامهاى شیطان پیروى مکنید که او دشمن آشکار شماست.///اى مردم! از نعمت‌هاى حلال و پاکیزه‌اى که در زمین است، بخورید و از گام‌هاى [وسوسه‌انگیز] شیطان، پیروى نکنید. به راستى که او دشمن آشکار شماست.///ای مردم، از آنچه در زمین است حلال و پاکیزه را تناول کنید و پیروی نکنید و ساوس شیطان را، محققا شیطان از برای شما دشمنی آشکار است.///ای مردم از آنچه در زمین حلال و پاکیزه است بخورید و از گامهای شیطان پیروی نکنید چرا که او دشمن آشکار شماست‌///ای مردم! از آنچه در زمین است، حلال و پاکیزه بخورید! و از گامهای شیطان، پیروی نکنید! چه اینکه او، دشمن آشکار شماست!///ای مردم بخورید از آنچه در زمین است حلال پاک و پیروی نکنید گامهای شیطان را که او شما را دشمنی است آشکار///هان ای مردمان! از آنچه در زمین است حلالی پاکیزه را بخورید و گام‌های شیطان را پیروی نکنید، (که) همواره او برای شما دشمنی آشکارگر است. quran_en_fa For he commands you what is evil and shameful, and that ye should say of Allah that of which ye have no knowledge. فقط شما را به بدی و زشتی فرمان می‌دهد، و اینکه جاهلانه اموری را [به عنوان حلال و حرام] به خدا نسبت دهید.///فقط شما را به بدی و زشتی فرمان می‌دهد، و اینکه جاهلانه اموری را [به عنوان حلال و حرام] به خدا نسبت دهید.///او شما را به بدى و زشتى فرمان مى‌دهد و مى‌خواهد که درباره خدا چیزهایى بگویید که بدان آگاه نیستید.///او فقط شما را به بدى‌ها و فحشا فرمان مى‌دهد و این که آنچه را نمى‌دانید به خدا نسبت دهید/// [او] شما را فقط به بدى و زشتى فرمان مى‌دهد، و [وامى‌دارد] تا بر خدا، چیزى را که نمى‌دانید بربندید.///[شیطان،] شما را فقط به بدى و زشتى فرمان مى‌دهد و این­که آنچه را نمى­دانید، به خدا نسبت دهید.///این دشمن است که به شما دستور زشتی و بدکاری می‌دهد و بر آن می‌گمارد که سخنانی از روی جهل و نادانی به خدا نسبت دهید.///او شما را به بدی و ناشایستی وامی دارد و بر آن می‌دارد که آنچه نمی‌دانید به خداوند نسبت دهید///او شما را فقط به بدیها و کار زشت فرمان می‌دهد؛ (و نیز دستور می‌دهد) آنچه را که نمی‌دانید، به خدا نسبت دهید.///جز این نیست که شما را امر کند به بدی و فحشاء و اینکه گوئید بر خدا آنچه را نمی‌دانید///(او) شما را فقط به بدی و زشتی تجاوزگر وامی‌دارد و اینکه علیه خدا چیزی را که نمی‌دانید، بگویید. quran_en_fa When it is said to them: "Follow what Allah hath revealed:" They say: "Nay! we shall follow the ways of our fathers." What! even though their fathers Were void of wisdom and guidance? و هنگامی که به آنان [که مشرک و کافرند] گویند: از آنچه خدا نازل کرده پیروی کنید، می‌گویند: نه، بلکه از آیینی که پدرانمان را بر آن یافتیم، پیروی می‌کنیم. آیا هر چند پدرانشان چیزی نمی‌فهمیدند و راه [حق را به سبب کوردلی] نمی‌یافتند [باز هم کورکورانه از آنان پیروی خواهند کرد؟!]///و هنگامی که به آنان [که مشرک و کافرند] گویند: از آنچه خدا نازل کرده پیروی کنید، می‌گویند: نه، بلکه از آیینی که پدرانمان را بر آن یافتیم، پیروی می‌کنیم. آیا هر چند پدرانشان چیزی نمی‌فهمیدند و راه [حق را به سبب کوردلی] نمی‌یافتند [باز هم کورکورانه از آنان پیروی خواهند کرد؟!]///چون به ایشان گفته شود که از آنچه خدا نازل کرده است پیروى کنید، گویند: نه، ما به همان راهى مى‌رویم که پدرانمان مى‌رفتند. حتى اگر پدرانشان بیخرد و گمراه بوده‌اند.///و چون به آنها گفته شود: از چیزى که خدا نازل کرده پیروى کنید، مى‌گویند: [نه‌] بلکه از آنچه پدران خویش را بر آن یافته‌ایم پیروى مى‌کنیم. آیا هر چند پدرانشان چیزى نمى‌فهمیدند و هدایت نیافته بودند [باز پیروى مى‌کنند]///و چون به آنان گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده است پیروى کنید»؛ مى‌گویند: «نه، بلکه از چیزى که پدران خود را بر آن یافته‌ایم، پیروى مى‌کنیم.» آیا هر چند پدرانشان چیزى را درک نمى‌کرده و به راه صواب نمى‌رفته‌اند [باز هم در خور پیروى هستند]؟///و هنگامى که به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده است، پیروى کنید» می‌گویند: «بلکه ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروى مى‌نماییم.» آیا حتی اگر پدران آنها، چیزى را درک نمی‌کردند و به هدایت نمى‌رسیدند [باز هم باید از آنها پیروى کنند]؟///و چون کفار را گویند: پیروی از شریعت و کتابی که خدا فرستاده کنید، پاسخ دهند که ما پیرو کیش پدران خود خواهیم بود. آیا بایست آنها تابع پدران باشند‌گر چه آن پدران بی‌عقل و نادان بوده و هرگز به حق و راستی راه نیافته باشند؟///و چون به ایشان گفته شود از آنچه خداوند نازل کرده است پیروی کنید، گویند خیر، ما از آنچه نیاکانمان را بر آن یافته‌ایم پیروی می‌کنیم آیا اگر نیاکانشان چیزی نیندیشیده و راهی نیافته باشند [باز هم از آنان پیروی می‌کنند؟]///و هنگامی که به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده است، پیروی کنید!» می‌گویند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروی می‌نماییم.» آیا اگر پدران آنها، چیزی نمی‌فهمیدند و هدایت نیافتند (باز از آنها پیروی خواهند کرد)؟!///و اگر گفته شود بدیشان پیروی کنید آنچه را خدا فرستاده گویند بلکه پیروی کنیم آنچه را یافتیم بر آن پدران خویش را و اگر چه باشند پدرانشان نه چیزی را تعقل کنند و نه هدایت یابند///و هنگامی که برایشان گفته شود: «آنچه را خدا نازل کرده است پیروی کنید» گویند: «(نه،) بلکه از چیزی که پدرانمان را بر آن یافتیم، پیروی می‌کنیم.» آیا و اگر هم پدرانشان هرگز چیزی را -با خردورزی- در نمی‌یافته‌اند و هدایت شده نبوده‌اند (باز هم در خور پیروی هستند)؟ quran_en_fa The parable of those who reject Faith is as if one were to shout Like a goat-herd, to things that listen to nothing but calls and cries: Deaf, dumb, and blind, they are void of wisdom. داستان [دعوت کننده] کافران [به ایمان]، مانند کسی است که به حیوانی [برای رهاندنش از خطر] بانگ می‌زند، ولی آن حیوان جز آوا و صدا [آن هم آوا و صدایی که مفهومش را درک نمی‌کند] نمی‌شنود. [کافران، در حقیقت] کر و لال و کورند، به همین سبب [درباره حقایق] اندیشه نمی‌کنند.///داستان [دعوت کننده] کافران [به ایمان]، مانند کسی است که به حیوانی [برای رهاندنش از خطر] بانگ می‌زند، ولی آن حیوان جز آوا و صدا [آن هم آوا و صدایی که مفهومش را درک نمی‌کند] نمی‌شنود. [کافران، در حقیقت] کر و لال و کورند، به همین سبب [درباره حقایق] اندیشه نمی‌کنند.///مثل کافران، مثل حیوانى است که کسى در گوش او آواز کند، و او جز بانگى و آوازى نشنود. اینان کرانند، لالانند، کورانند و هیچ درنمى یابند.///و مثل [تو در دعوت‌] کافران مثل کسى است که بر حیوان زبان بسته‌اى که جز صدا و ندایى نشنود بانگ زند. [اینها نیز چنین‌اند] کرانند و گنگانند و کورانند، پس نمى‌اندیشند///و مثل [دعوت‌کننده‌] کافران چون مثل کسى است که حیوانى را که جز صدا و ندایى [مبهم، چیزى‌] نمى‌شنود بانگ مى‌زند. [آرى،] کرند، لالند، کورند. [و] درنمى‌یابند.///و مثل [تو در دعوت] کافران، چنان است که کسى حیوانى را بانگ زند که جز صدایى و آوایی نمى‌شنود؛ اینان کر و گنگ و کورند و از این روست که نمى‌اندیشند.///و مثل کافران (در شنیدن سخن انبیاء و درک نکردن معنای آن) چون حیوانی است که آوازش کنند و او از آن آواز (معنایی درک نکرده و) جز صدایی نشنود، کفار هم (از شنیدن و دیدن حق) کر و گنگ و کورند، زیرا تعقل نمی‌کنند.///داستان کافران همانند داستان کسی است که جانوری را که جز بانگ و ندایی نمی‌شنود، آواز می‌دهد، کر و گنگ و نابینا هستند و از این روی نمی‌اندیشند///مثل (تو در دعوت) کافران، بسان کسی است که (گوسفندان و حیوانات را برای نجات از چنگال خطر،) صدا می‌زند؛ ولی آنها چیزی جز سر و صدا نمی‌شنوند؛ (و حقیقت و مفهوم گفتار او را درک نمی‌کنند. این کافران، در واقع) کر و لال و نابینا هستند؛ از این رو چیزی نمی‌فهمند!///و مثل آنان که کفر ورزیدند مثل آن کس است که بانگ زند بر حیوانی که نمی‌شنود جز فراخواندن و بانگ‌زدن را کرانند گنگانند کورانند که تعقل نمی‌کنند///و مثل کسانی که کافر شدند، همچون مثل کسی است که حیوانی را -که جز صدا و ندایی (مبهم، چیزی) نمی‌شنود- بانگ می‌زند. (آری) کرانند، لالانند، کورانند. پس هم‌آنان خردورزی نمی‌کنند. quran_en_fa O ye who believe! Eat of the good things that We have provided for you, and be grateful to Allah, if it is Him ye worship. ای اهل ایمان! از انواع میوه‌ها و خوردنی‌های پاکیزه‌ای که روزی شما کرده‌ایم، بخورید و خدا را سپاس گزارید، اگر فقط او را می‌پرستید.///ای اهل ایمان! از انواع میوه‌ها و خوردنی‌های پاکیزه‌ای که روزی شما کرده‌ایم، بخورید و خدا را سپاس گزارید، اگر فقط او را می‌پرستید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از آن چیزهاى پاکیزه‌اى که روزى شما کرده‌ایم، بخورید و اگر خدا را مى‌پرستید، سپاسش را به جاى آورید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از نعمت‌هاى پاکیزه که روزیتان کرده‌ایم بخورید و شکر خدا را به جاى آورید اگر تنها او را مى‌پرستید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از نعمتهاى پاکیزه‌اى که روزى شما کرده‌ایم، بخورید و اگر تنها او را مى‌پرستید خدا را شکر کنید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از نعمت‌هاى پاکیزه‌اى که به شما روزى داده‌ایم، بخورید و شکر خدا را به جاى آورید. اگر فقط او را پرستش مى‌کنید.///ای اهل ایمان، روزی حلال و پاکیزه‌ای که ما نصیب شما کرده‌ایم بخورید و شکر خدا به جای آرید اگر شما خالص خدا را می‌پرستید.///ای مؤمنان از پاکیزه‌های آنچه روزیتان کرده‌ایم بخورید، و اگر تنها خدای را می‌پرستید او را سپاس بگزارید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از نعمتهای پاکیزه‌ای که به شما روزی داده‌ایم، بخورید و شکر خدا را بجا آورید؛ اگر او را پرستش می‌کنید!///ای آنان که ایمان آوردید بخورید از پاکهای آنچه روزی دادیم به شما و سپاس گزارید برای خدا اگر هستید او را پرستش‌کنندگان‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! از پاکیزه‌های آنچه روزیتان داده‌‌ایم، بخورید، و اگر تنها خدا را می‌پرستید فقط او را سپاس گزارید. quran_en_fa He hath only forbidden you dead meat, and blood, and the flesh of swine, and that on which any other name hath been invoked besides that of Allah. But if one is forced by necessity, without wilful disobedience, nor transgressing due limits,- then is he guiltless. For Allah is Oft-forgiving Most Merciful. جز این نیست که خدا [برای مصون ماندن شما از زیان‌های جسمی و روحی] مردار و خون و گوشت خوک و حیوانی را که [هنگام ذبح] نام غیر خدا بر آن برده شده، بر شما حرام کرده. پس کسی که [برای نجات جانش از خطر] به خوردن آنها ناچار شود، در حالی که خواهان لذت نباشد و از حد لازم تجاوز نکند، گناهی بر او نیست؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///جز این نیست که خدا [برای مصون ماندن شما از زیان‌های جسمی و روحی] مردار و خون و گوشت خوک و حیوانی را که [هنگام ذبح] نام غیر خدا بر آن برده شده، بر شما حرام کرده. پس کسی که [برای نجات جانش از خطر] به خوردن آنها ناچار شود، در حالی که خواهان لذت نباشد و از حد لازم تجاوز نکند، گناهی بر او نیست؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///جز این نیست که مردار را و خون را و گوشت خوک را و آنچه را که به هنگام ذبح نام غیر خدا بر آن بخوانند، بر شما حرام کرد. اما کسى که ناچار شود هرگاه که بى‌میلى جوید و از حد نگذراند، گناهى مرتکب نشده است، که خدا آمرزنده و بخشاینده است.///او تنها [گوشت‌] مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که [هنگام ذبحش‌] نام غیر خدا بر آن برده شده بر شما حرام کرده است، و هر که [به خوردن آنها] ناچار شد، بى‌آن که قصد نافرمانى یا تجاوز داشته باشد گناهى بر او نیست [که‌] خدا بخشنده‌ى مهربان است/// [خداوند،] تنها مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که [هنگام سر بریدن‌] نام غیر خدا بر آن برده شده، بر شما حرام گردانیده است. [ولى‌] کسى که [براى حفظ جان خود به خوردن آنها] ناچار شود، در صورتى که ستمگر و متجاوز نباشد بر او گناهى نیست، زیرا خدا آمرزنده و مهربان است.///خداوند تنها [خوردن گوشت] مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که [هنگام ذبح] نام غیر خدا بر آن برده شده، حرام کرده است، [ولى] آن کس که ناچار شود، در صورتى که زیاده‌طلبى نکند و از حد احتیاج نگذراند، گناهى بر او نیست، همانا خداوند بخشنده و مهربان است.///به تحقیق، خدا حرام گردانید بر شما مردار و خون و گوشت خوک را و آنچه را که به اسم غیر خدا کشته باشند، پس هر کس که به خوردن آنها محتاج و مضطر شود در صورتی که به آن تمایل نداشته و (از اندازه رمق) تجاوز نکند گناهی بر او نخواهد بود (که به قدر احتیاج صرف کند که) محققا خدا آمرزنده و مهربان است.///[بدانید که خداوند] بر شما مردار و خون و گوشت خوک و آنچه نامی جز نام خدا به هنگام ذبحش برده باشند، حرام کرده است، اما اگر کسی درمانده شود، و تجاوز کار و زیاده‌خواه نباشد [و از آنها بخورد] گناهی بر او نیست، چرا که خداوند آمرزگار مهربان است‌///خداوند، تنها (گوشت) مردار، خون، گوشت خوک و آنچه را نام غیر خدا به هنگام ذبح بر آن گفته شود، حرام کرده است. (ولی) آن کس که مجبور شود، در صورتی که ستمگر و متجاوز نباشد، گناهی بر او نیست؛ (و می‌تواند برای حفظ جان خود، در موقع ضرورت، از آن بخورد؛) خداوند بخشنده و مهربان است.///جز این نیست حرام کرد بر شما مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را برده شده است بر آن نام جز خدا پس اگر کسی ناچار شود نه ستم‌کننده و نه تجاوزکننده نیست گناهی بر او همانا خداوند است آمرزنده مهربان‌///(خدا) تنها مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که (هنگام کشتنش) برای غیر خدا به آن ندا داده شده، بر شما حرام گردانیده است. پس هرکس بی‌اختیار ناچار شود، حال آنکه ظالمانه گردش نپوید، بر او گناهی نیست. همانا خدا بسی پوشنده‌‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa Those who conceal Allah's revelations in the Book, and purchase for them a miserable profit,- they swallow into themselves naught but Fire; Allah will not address them on the Day of Resurrection. Nor purify them: Grievous will be their penalty. قطعا کسانی که آنچه را خدا از کتاب [تورات و انجیل به عنوان حلال و حرام] نازل کرده [به سود خود، از بی سوادان یهود و نصاری] پنهان می‌کنند، و در برابر این پنهان کاری بهای اندکی به دست می‌آورند، جز آتش به شکم‌های خود نمی‌ریزند. و خدا روز قیامت با آنان سخن نمی‌گوید، و [از گناهان و زشتی‌ها] پاکشان نمی‌کند، و برای آنان عذابی دردناک است.///قطعا کسانی که آنچه را خدا از کتاب [تورات و انجیل به عنوان حلال و حرام] نازل کرده [به سود خود، از بی سوادان یهود و نصاری] پنهان می‌کنند، و در برابر این پنهان کاری بهای اندکی به دست می‌آورند، جز آتش به شکم‌های خود نمی‌ریزند. و خدا روز قیامت با آنان سخن نمی‌گوید، و [از گناهان و زشتی‌ها] پاکشان نمی‌کند، و برای آنان عذابی دردناک است.///آنان که کتابى را که خدا نازل کرده است پنهان مى‌دارند، تا بهاى اندکى بستانند، شکمهاى خود را جز از آتش انباشته نمى‌سازند. و خدا در روز قیامت با آنها سخن نگوید و پاکشان نسازد و بهره آنها عذابى دردآور است.///کسانى که آیات کتاب آسمانى را کتمان مى‌کنند و آن را به بهاى ناچیزى مى‌فروشند، جز آتش به شکم‌هاى خود فرو نمى‌برند و خداوند روز قیامت با آنها سخن نگوید و پاکشان نسازد و ایشان را عذابى دردناک است///کسانى که آنچه را خداوند از کتاب نازل کرده، پنهان مى‌دارند و بدان بهاى ناچیزى به دست مى‌آورند، آنان جز آتش در شکمهاى خویش فرو نبرند. و خدا روز قیامت با ایشان سخن نخواهد گفت، و پاکشان نخواهد کرد، و عذابى دردناک خواهند داشت.///کسانى که آیات کتاب را که خداوند نازل کرده، کتمان مى‌کنند و آن را به بهاى کمى مى‌فروشند، آنها جز آتش در درونشان فرو نمى‌برند، و خداوند روز قیامت با آنها سخن نمى‌گوید و پاکشان نمى‌کند و براى آنها عذاب دردناکى است.///آنان که پنهان دارند آیاتی از کتاب آسمانی را که خدا فرستاده بود و آن را به بهای اندک فروشند، جز آتش جهنم در شکم نمی‌برند و در قیامت خدا با آنها سخن نگوید و (از پلیدی عصیان) پاکشان نگرداند، و هم آنان را در قیامت عذابی دردناک خواهد بود.///کسانی که بخشی از کتاب فرو فرستاده خداوند را پنهان می‌دارند و آن را به بهای ناچیز می‌فروشند، جز آتش در درون خویش نمی‌انبارند و خداوند روز قیامت با آنان سخن نخواهد گفت، و پاکیزه‌شان نمی‌دارد و عذابی دردناک [در پیش‌] دارند///کسانی که کتمان می‌کنند آنچه را خدا از کتاب نازل کرده، و آن را به بهای کمی می‌فروشند، آنها جز آتش چیزی نمی‌خورند؛ (و هدایا و اموالی که از این رهگذر به دست می‌آورند، در حقیقت آتش سوزانی است.) و خداوند، روز قیامت، با آنها سخن نمی‌گوید؛ و آنان را پاکیزه نمی‌کند؛ و برای آنها عذاب دردناکی است.///همانا آنان که کتمان کنند آنچه را خدا فرستاده است از کتاب و بفروشندش به بهائی کم آنان نمی‌خورند در شکمهای خویش جز آتش و نه سخن گوید با ایشان خدا روز قیامت و نه پاک سازدشان و ایشان را است عذابی دردناک‌///بی‌گمان کسانی که آنچه را خدا از کتاب (وحی) نازل کرده، پنهان می‌دارند و در عوض آن‌، بهای اندکی را خریداری می‌کنند، (هم) آنان جز آتش در درونشان نمی‌خورند و خدا به روز قیامت با ایشان سخن نخواهد گفت و پاکشان نخواهد کرد و برایشان عذابی دردناک است. quran_en_fa They are the ones who buy Error in place of Guidance and Torment in place of Forgiveness. Ah! what boldness (They show) for the Fire! اینانند که گمراهی را به جای هدایت، و عذاب را به عوض آمرزش خریده‌اند، شگفتا! چه شکیبایند بر آتش.///اینانند که گمراهی را به جای هدایت، و عذاب را به عوض آمرزش خریده‌اند، شگفتا! چه شکیبایند بر آتش.///اینان گمراهى را به جاى هدایت برگزیدند و عذاب را به جاى آمرزش. چه چیز بر آتش شکیبایشان ساخته؟///همین کسانند که ضلالت را به بهاى هدایت و عذاب را در ازاى آمرزش خریدند، پس چه صبورند بر آتش///آنان همان کسانى هستند که گمراهى را به [بهاى‌] هدایت، و عذاب را به [ازاى‌] آمرزش خریدند، پس به راستى چه اندازه باید بر آتش شکیبا باشند!///آنها کسانى هستند که گمراهى را به بهاى از دست دادن هدایت و عذاب را به جاى آمرزش خریدند. پس به راستى چقدر در برابر عذاب خداوند تحمل دارند؟///آنها همان گروهند که اختیار کردند گمراهی را به جای هدایت، و عذاب را به جای آمرزش، پس چقدر بر آتش جهنم سخت جان و پرطاقتند!///اینان کسانی هستند که گمراهی را به بهای راهیابی و عذاب را به بهای آمرزش خریدند و چه دلیرند بر آتش دوزخ‌///اینان، همانهایی هستند که گمراهی را با هدایت، و عذاب را با آمرزش، مبادله کرده‌اند؛ راستی چقدر در برابر عذاب خداوند، شکیبا هستند!!///آنانند که خریدند گمراهی را به هدایت و عذاب را به مغفرت شگفتا چه بردبارند بر آتش‌///اینان کسانی‌اند که گمراهی را به بهای هدایت، و عذاب را به بهای مغفرت خریدند؛ پس (شگفتا!) چه چیز آنان را بر آتش شکیبا کرده است‌؟ quran_en_fa (Their doom is) because Allah sent down the Book in truth but those who seek causes of dispute in the Book are in a schism Far (from the purpose). آن عذاب به خاطر این است که خدا کتاب آسمانی را به درستی و راستی نازل کرد [ولی اینان، آن را واگذاشتند و در تکذیبش کوشیدند و آن را مایه اختلاف قرار دادند] و یقینا آنان که در [مفهوم و محتوای] کتاب اختلاف کردند [تا حقایق از مردم پنهان بماند] در دشمنی دور و درازی قرار دارند.///آن عذاب به خاطر این است که خدا کتاب آسمانی را به درستی و راستی نازل کرد [ولی اینان، آن را واگذاشتند و در تکذیبش کوشیدند و آن را مایه اختلاف قرار دادند] و یقینا آنان که در [مفهوم و محتوای] کتاب اختلاف کردند [تا حقایق از مردم پنهان بماند] در دشمنی دور و درازی قرار دارند.///زیرا که خدا کتاب را به حق نازل کرد و کسانى که در کتاب خدا اختلاف مى‌کنند، در مخالفتى دور از صوابند.///این بدان سبب است که خدا کتاب را به حق فرستاد و آنان که در باره‌ى کتاب به اختلاف پرداختند، بى‌گمان در ستیزه‌ى دورى هستند///چرا که خداوند کتاب [تورات‌] را به حق نازل کرده است، و کسانى که در باره کتاب [خدا] با یکدیگر به اختلاف پرداختند، در ستیزه‌اى دور و درازند.///آن [عذاب] به جهت آن است که خداوند کتاب [آسمانى] را به حق نازل کرده است و البته کسانى که در کتاب [خدا، با کتمان و تحریف] اختلاف [ایجاد] کردند، همواره در ستیزه‌اى عمیق هستند.///این عذاب از آن روست که خدا کتاب آسمانی را به راستی فرستاد و گروهی که در آن اختلاف و مکابره کردند در اختلافی دور (از حق) خواهند بود.///این از آن است که خداوند کتاب را به حق نازل کرده است، و کسانی که در آن اختلاف ورزیده‌اند، در ستیزه‌ای دور و درازاند///اینها، به خاطر آن است که خداوند، کتاب (آسمانی) را به حق، (و توأم با نشانه‌ها و دلایل روشن،) نازل کرده؛ و آنها که در آن اختلاف می‌کنند، (و با کتمان و تحریف، اختلاف به وجود می‌آورند،) در شکاف و (پراکندگی) عمیقی قرار دارند.///این بدان است که فرستاد خدا کتاب را به حق و آنان که اختلاف کردند در کتاب همانا ایشانند در ستیزشی دور///آن بی‌گمان بدان جهت است (که) خدا این کتاب (وحی) را به تمامی حقانیت نازل کرده است، و بی‌چون کسانی که در (باره‌ی این) کتاب (با یکدیگر) به اختلاف پرداختند، همانا در ژرفای جداسازی‌ای (و خودخواهی) دور و درازی فرو رفته‌اند quran_en_fa It is not righteousness that ye turn your faces Towards east or West; but it is righteousness- to believe in Allah and the Last Day, and the Angels, and the Book, and the Messengers; to spend of your substance, out of love for Him, for your kin, for orphans, for the needy, for the wayfarer, for those who ask, and for the ransom of slaves; to be steadfast in prayer, and practice regular charity; to fulfil the contracts which ye have made; and to be firm and patient, in pain (or suffering) and adversity, and throughout all periods of panic. Such are the people of truth, the Allah-fearing. نیکی این نیست که روی خود را به سوی مشرق و مغرب کنید، بلکه نیکی [واقعی و کامل، که شایسته است در همه امور شما ملاک و میزان قرار گیرد، منش و رفتار و حرکات] کسانی است که به خدا و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیامبران ایمان آورده‌اند، و مال و ثروتشان را با آنکه دوست دارند به خویشان و یتیمان و درماندگان و در راه ماندگان و سائلان و [در راه آزادی] بردگان می‌دهند، و نماز را [با همه شرایطش] برپای می‌دارند، و زکات می‌پردازند، و چون پیمان بندند وفاداران به پیمان خویشند، و در تنگدستی و تهیدستی و رنج و بیماری و هنگام جنگ شکیبایند؛ اینانند که [در دین داری و پیروی از حق] راست گفتند، و اینانند که پرهیزکارند.///نیکی این نیست که روی خود را به سوی مشرق و مغرب کنید، بلکه نیکی [واقعی و کامل، که شایسته است در همه امور شما ملاک و میزان قرار گیرد، منش و رفتار و حرکات] کسانی است که به خدا و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیامبران ایمان آورده‌اند، و مال و ثروتشان را با آنکه دوست دارند به خویشان و یتیمان و درماندگان و در راه ماندگان و سائلان و [در راه آزادی] بردگان می‌دهند، و نماز را [با همه شرایطش] برپای می‌دارند، و زکات می‌پردازند، و چون پیمان بندند وفاداران به پیمان خویشند، و در تنگدستی و تهیدستی و رنج و بیماری و هنگام جنگ شکیبایند؛ اینانند که [در دین داری و پیروی از حق] راست گفتند، و اینانند که پرهیزکارند.///نیکى آن نیست که روى خود به جانب مشرق و مغرب کنید، بلکه نیکوکار کسى است که به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب خدا و پیامبران ایمان آورد. و مال خود را، با آنکه دوستش دارد، به خویشاوندان و یتیمان و درماندگان و مسافران و گدایان و دربندماندگان ببخشد. و نماز بگزارد و زکات بدهد. و نیز کسانى هستند که چون عهدى مى‌بندند بدان وفا مى‌کنند. و آنان که در بینوایى و بیمارى و به هنگام جنگ صبر مى‌کنند، اینان راستگویان و پرهیزگارانند.///نیکى [تنها] آن نیست که روى خود را به جانب مشرق و مغرب کنید، بلکه نیکى آن است که انسان به خدا و روز واپسین و فرشتگان و کتاب [هاى آسمانى‌] و پیامبران ایمان آورد، و مال [خود] را با آن که دوستش دارد به خویشاوندان [نیازمند] و یتیمان و درماندگان و به راه///نیکوکارى آن نیست که روى خود را به سوى مشرق و [یا] مغرب بگردانید، بلکه نیکى آن است که کسى به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب [آسمانى‌] و پیامبران ایمان آورد، و مال [خود] را با وجود دوست داشتنش، به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه‌ماندگان و گدایان و در [راه آزاد کردن‌] بندگان بدهد، و نماز را برپاى دارد، و زکات را بدهد، و آنان که چون عهد بندند، به عهد خود وفادارانند؛ و در سختى و زیان، و به هنگام جنگ شکیبایانند؛ آنانند کسانى که راست گفته‌اند، و آنان همان پرهیزگارانند.///نیکى [تنها] این نیست که [به هنگام نماز] روى خود را به سوى مشرق یا مغرب بگردانید، بلکه نیکوکار کسى است که به خدا و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانى و پیامبران ایمان آورده و مال [خود] را با همه علاقه‌اى که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و بیچارگان و در راه ماندگان و سائلان، و در [راه آزادى] بردگان بدهد، و نماز را برپاى دارد و زکات را بپردازد، و [نیز] آنان که چون پیمان می‌بندند، به عهد خود وفا می‌کنند و آنان که در [برابر] سختى‌ها، محرومیت‌ها، بیمارى‌ها و در میدان جنگ، استقامت مى‌ورزند، اینها کسانى هستند که راست گفتند و اینان همان پرهیزکارانند.///نیکوکاری آن نیست که روی به جانب مشرق یا مغرب کنید (چه این چیز بی‌اثری است) لیکن نیکوکاری آن است که کسی به خدای عالم و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیغمبران ایمان آرد و دارایی خود را در راه دوستی خدا به خویشان و یتیمان و فقیران و در راه ماندگان و گدایان بدهد و در آزاد کردن بندگان صرف کند، و نماز به پا دارد و زکات مال (به مستحق) بدهد، و نیز نیکوکار آنانند که با هر که عهد بسته‌اند به موقع خود وفا کنند و در حال تنگدستی و سختی و هنگام کارزار صبور و شکیبا باشند. (کسانی که بدین اوصاف آراسته‌اند) آنها به حقیقت راستگویان و آنها به حقیقت پرهیزکارانند.///نیکی آن نیست که رویتان را به سوی مشرق و مغرب آورید، بلکه نیکی آن است که کسی به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران ایمان داشته باشد و مال را با وجود دوست داشتنش به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان و خواهندگان و بردگان ببخشد و نماز را برپا دارد و زکات را بپردازد، و وفاکنندگان به پیمانشان چون پیمان بندند و خوشا شکیبایان به هنگام تنگدستی و ناخوشی و هنگامه کارزار، اینان صادقان و هم اینان پرهیزگارانند///نیکی، (تنها) این نیست که (به هنگام نماز،) روی خود را به سوی مشرق و (یا) مغرب کنید؛ (و تمام گفتگوی شما، در باره قبله و تغییر آن باشد؛ و همه وقت خود را مصروف آن سازید؛) بلکه نیکی (و نیکوکار) کسی است که به خدا، و روز رستاخیز، و فرشتگان، و کتاب (آسمانی)، و پیامبران، ایمان آورده؛ و مال (خود) را، با همه علاقه‌ای که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق می‌کند؛ نماز را برپا می‌دارد و زکات را می‌پردازد؛ و (همچنین) کسانی که به عهد خود -به هنگامی که عهد بستند-وفا می‌کنند؛ و در برابر محرومیتها و بیماریها و در میدان جنگ، استقامت به خرج می‌دهند؛ اینها کسانی هستند که راست می‌گویند؛ و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است؛) و اینها هستند پرهیزکاران!///نیکی آن نیست که گردانید رویهای خود را بسوی مشرق و مغرب لیکن نکوکار آن است که ایمان آورده است به خدا و به روز بازپسین و فرشتگان و کتاب و پیمبران و داده است مال را با همه دوستی آن به نزدیکان و یتیمان و بینوایان و درماندگان و دریوزگان و در راه آزادکردن بندگان و بپای داشته است نماز را و داده است آکو را و آنان که وفا به پیمان کنند هرگاه پیمان بندند و بردباران در پریشانی و رنجوری و هنگام ترس جنگ آنانند که راست گفته‌اند و آنانند پرهیزکاران‌///نیکی (تنها، همه) این نیست که چهره‌های خود را سوی مشرق و مغرب بگردانید ولی (همه‌ی) بر و طاعت شایسته، کسی است که به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (وحیانی) و پیامبران برجسته ایمان آورده و مال (خود) را -با وجود دوست داشتنش و بر پایه‌ی دوستی خدا- به نزدیکترین خویشان و (به) یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان و درخواست‌کنندگان و در (راه آزاد کردن) گرفتارانی در بند بدهد و نماز را بر پای دارد و زکات را بپردازد و (نیز) وفا کنندگان به پیمانشان هنگامی که (با یکدیگر) هم‌پیمان شدند و (به ویژه) شکیبایان در سختی و زیان و به هنگام جنگ‌؛ اینانند کسانی که راست رفتند و اینان همان پرهیزگارانند. quran_en_fa O ye who believe! the law of equality is prescribed to you in cases of murder: the free for the free, the slave for the slave, the woman for the woman. But if any remission is made by the brother of the slain, then grant any reasonable demand, and compensate him with handsome gratitude, this is a concession and a Mercy from your Lord. After this whoever exceeds the limits shall be in grave penalty. ای اهل ایمان! در مورد کشته شدگان بر شما قصاص مقرر و لازم شده: آزاد در برابر آزاد، برده در برابر برده، زن در برابر زن. پس کسی که [مرتکب قتل شده چنانچه] از سوی برادر [دینی] اش [که ولی مقتول است] مورد چیزی از عفو قرار گرفت [که به جای قصاص، دیه و خون بها پرداخت شود] پس پیروی از روش شایسته و پسندیده [نسبت به وضع مادی قاتل بر عهده عفو کننده است]، و پرداخت دیه و خون بها با نیکویی و خوش رویی [بر عهده قاتل است]. این [حکم] تخفیف و رحمتی است از سوی پروردگارتان؛ پس هر که بعد از عفو، تجاوز کند [و به قصاص قاتل برخیزد] برای او عذابی دردناک است.///ای اهل ایمان! در مورد کشته شدگان بر شما قصاص مقرر و لازم شده: آزاد در برابر آزاد، برده در برابر برده، زن در برابر زن. پس کسی که [مرتکب قتل شده چنانچه] از سوی برادر [دینی] اش [که ولی مقتول است] مورد چیزی از عفو قرار گرفت [که به جای قصاص، دیه و خون بها پرداخت شود] پس پیروی از روش شایسته و پسندیده [نسبت به وضع مادی قاتل بر عهده عفو کننده است]، و پرداخت دیه و خون بها با نیکویی و خوش رویی [بر عهده قاتل است]. این [حکم] تخفیف و رحمتی است از سوی پروردگارتان؛ پس هر که بعد از عفو، تجاوز کند [و به قصاص قاتل برخیزد] برای او عذابی دردناک است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، درباره کشتگان بر شما قصاص مقرر شد: آزاد در برابر آزاد و بنده در برابر بنده و زن در برابر زن. پس هر کس که از جانب برادر خود عفو گردد باید که با خشنودى از پى اداى خونبها رود و آن را به وجهى نیکو بدو پردازد. این حکم، تخفیف و رحمتى است از جانب پروردگارتان و هر که از آن سرباز زند، بهره او عذابى است دردآور.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! در باره‌ى کشتگان بر شما قصاص مقرر شد، آزاد در برابر آزاد، بنده در برابر بنده و زن در مقابل زن. پس هر که از سوى برادرش چیزى [از قصاص‌] برایش بخشوده شد باید [از این گذشت‌] به شایستگى پیروى کند و [خونبها را] با نیکى ادا کند///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، در باره کشتگان، بر شما [حق‌] قصاص مقرر شده: آزاد عوض آزاد و بنده عوض بنده و زن عوض زن. و هر کس که از جانب برادر [دینى‌] اش [یعنى ولى مقتول‌]، چیزى [از حق قصاص‌] به او گذشت شود، [باید از گذشت ولى مقتول‌] به طور پسندیده پیروى کند، و با [رعایت‌] احسان، [خونبها را] به او بپردازد. این [حکم‌] تخفیف و رحمتى از پروردگار شماست؛ پس هر کس، بعد از آن از اندازه درگذرد، وى را عذابى دردناک است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! [قانون] قصاص در مورد کشتگان، بر شما [چنین] مقرر گردیده است: آزاد در برابر آزاد و برده در برابر برده و زن در برابر زن، پس اگر کسى از سوى برادر [دینى] خود [که صاحب خون است،] مورد عفو قرار گیرد، [یا قصاص او به خون‌بها تبدیل شود،] باید شیوه‌اى پسندیده پیش گیرد و به نیکى [دیه را به ولى مقتول] بپردازد، این حکم، تخفیف و رحمتى است از ناحیه پروردگارتان، پس کسى که بعد از این [از حکم خدا] تجاوز کند، عذاب دردناکى خواهد داشت.///ای اهل ایمان بر شما حکم قصاص کشتگان چنین معین گشت که مرد آزاد در مقابل مرد آزاد، و بنده را به جای بنده، و زن را به جای زن قصاص توانید کرد. و چون صاحب خون از قاتل که برادر دینی اوست بخواهد درگذرد کاری است نیکو، پس قاتل دیه را در کمال خشنودی ادا کند. در این حکم، تخفیف (امر قصاص) و رحمت خداوندی است، و پس از این دستور، هر که تجاوز کند او را عذابی سخت خواهد بود.///ای مؤمنان بر شما در مورد کشتگان قصاص مقرر گردیده است، که آزاد در برابر آزاد، برده در برابر برده و زن در برابر زن [قصاص شود] و اگر کسی در حق برادر [دینی‌] اش بخشش کند، بر اوست که خوشرفتاری کند و [قاتل باید دیه را] به نیکی به او بپردازد، این آسانگیری و رحمتی از سوی پروردگارتان است، از آن پس هرکس بی‌روشی کند، عذابی دردناک [در پیش‌] خواهد داشت‌///ای افرادی که ایمان آورده‌اید! حکم قصاص در مورد کشتگان، بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن، پس اگر کسی از سوی برادر (دینی) خود، چیزی به او بخشیده شود، (و حکم قصاص او، تبدیل به خونبها گردد،) باید از راه پسندیده پیروی کند. (و صاحب خون، حال پرداخت کننده دیه را در نظر بگیرد.) و او [= قاتل‌] نیز، به نیکی دیه را (به ولی مقتول) بپردازد؛ (و در آن، مسامحه نکند.) این، تخفیف و رحمتی است از ناحیه پروردگار شما! و کسی که بعد از آن، تجاوز کند، عذاب دردناکی خواهد داشت.///ای گروه مؤمنان نوشته شده است بر شما قصاص (خونخواهی) در کشتگان آزاد به آزاد و بنده به بنده و زن به زن و آن کس که بخشیده شده است بدو از برادرش چیزی پس پیروی‌کردن خوبی و پرداختنی بدو به نکوئی این کاهشی است از پروردگار شما و رحمتی پس آنکه تعدی کند پس از این او را است عذابی دردناک‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! درباره‌ی کشتگانتان بر شما (حق) پیگیری مقرر شده: آزاد به آزاد و بنده به بنده و مؤنث به مؤنث. پس هر کس که از جانب برادر (دینی) اش [: ولی مقتول] چیزی (از حق قصاص یا خون‌بها) به او بخشیده شود (باید از گذشت ولی مقتول) به طور پسندیده پیروی گردد و با (رعایت) احسان، (خون‌بها) به او پرداخت شود. این (حکم)، تخفیف و رحمتی از پروردگار شماست‌؛ پس هر کس، بعد از این (بخشش)، تجاوز کند، (سرانجام) برای او عذابی دردناک است. quran_en_fa In the Law of Equality there is (saving of) Life to you, o ye men of understanding; that ye may restrain yourselves. ای صاحبان خرد! برای شما در قصاص مایه زندگی است، باشد که [از ریختن خون مردم بدون دلیل شرعی] بپرهیزید.///ای صاحبان خرد! برای شما در قصاص مایه زندگی است، باشد که [از ریختن خون مردم بدون دلیل شرعی] بپرهیزید.///اى خردمندان، شما را در قصاص کردن زندگى است. باشد که پروا کنید.///اى خردمندان شما را در قصاص زندگانى است، باشد که پرهیزکار شوید///و اى خردمندان، شما را در قصاص زندگانى است، باشد که به تقوا گرایید.///اى صاحبان خرد! قصاص براى شما، مایه‌ی حیات است. باشد که شما تقوا پیشه کنید.///ای عاقلان، حکم قصاص برای حفظ حیات شماست تا مگر (از قتل یکدیگر) بپرهیزید.///ای خردمندان شما را در قصاص زندگانی نهفته است، باشد که تقوا پیشه کنید///و برای شما در قصاص، حیات و زندگی است، ای صاحبان خرد! شاید شما تقوا پیشه کنید.///و شما را است در قصاص (خون خواستن) زندگانیی ای خردمندان شاید پرهیزکاری کنید///و ای خردمندان! برای شما در پیگیری (جانیان)، زندگانی‌ای است؛ شاید (از تجاوز به جان‌های محترم دیگران) بپرهیزید. quran_en_fa It is prescribed, when death approaches any of you, if he leave any goods that he make a bequest to parents and next of kin, according to reasonable usage; this is due from the Allah-fearing. بر شما مقرر و لازم شده چون یکی از شما را مرگ در رسد، اگر مالی از خود به جا گذاشته است، برای پدر و مادر و خویشان به طور شایسته و پسندیده وصیت کند. این حقی است بر عهده پرهیزکاران.///بر شما مقرر و لازم شده چون یکی از شما را مرگ در رسد، اگر مالی از خود به جا گذاشته است، برای پدر و مادر و خویشان به طور شایسته و پسندیده وصیت کند. این حقی است بر عهده پرهیزکاران.///هرگاه یکى از شما را مرگ فرا رسد و مالى بر جاى گذارد، مقرر شد که درباره پدر و مادر و خویشاوندان، از روى انصاف وصیت کند. و این شایسته پرهیزگاران است.///بر شما مقرر شده است که هرگاه مرگ کسى از شما فرا رسید اگر مالى بر جاى گذاشت، براى پدر و مادر و نزدیکان، مطابق عرف [مقدارى را] وصیت کند که این شایسته پرهیزکاران است///بر شما مقرر شده است که چون یکى از شما را مرگ فرا رسد، اگر مالى بر جاى گذارد، براى پدر و مادر و خویشاوندان [خود] به طور پسندیده وصیت کند؛ [این کار] حقى است بر پرهیزگاران.///بر شما مقرر شده که چون [نشانه‌هاى] مرگ یکى از شما فرارسد، اگر مالى از خود به جاى گذارده، براى پدر و مادر و نزدیکان به­طور شایسته وصیت کند، این کار، حق و شایسته‌ی پرهیزکاران است.///دستور داده شد که چون مرگ یکی از شما فرا رسد اگر دارای متاع دنیاست وصیت کند برای پدر و مادر و خویشان به چیزی شایسته عدل و به قدر متعارف. این کار سزاوار مقام پرهیزکاران است.///بر شما مقرر گردیده است که چون مرگ یکی از شما فرارسد و مالی باقی گذارد، برای پدر و مادر و خویشاوندان به نیکی وصیت کند و این بر پرهیزگاران مقرر است‌///بر شما نوشته شده: «هنگامی که یکی از شما را مرگ فرا رسد، اگر چیز خوبی [= مالی‌] از خود به جای گذارده، برای پدر و مادر و نزدیکان، بطور شایسته وصیت کند! این حقی است بر پرهیزکاران!»///نوشته شده است بر شما گاهی که برسد یکی از شما را مرگ اگر مالی باز گذاشته است وصیت برای والدین و نزدیکان بخوبی حقی است بر پرهیزکاران‌///بر شما نوشته شد که چون یکی از شما را مرگ در رسد، اگر خیری [: مالی شایسته و افزون بر نیاز وارثان] بر جای گذارد، برای پدر و مادر و نزدیکتران (خود) به گونه‌ای پسندیده وصیت کند؛ (حال آنکه) حقی است بر (عهده‌ی) پرهیزگاران. quran_en_fa If anyone changes the bequest after hearing it, the guilt shall be on those who make the change. For Allah hears and knows (All things). پس کسانی که بعد از شنیدن وصیت، آن را تغییر دهند، گناهش فقط بر عهده آنانی است که تغییرش می‌دهند؛ یقینا خدا شنوا و داناست.///پس کسانی که بعد از شنیدن وصیت، آن را تغییر دهند، گناهش فقط بر عهده آنانی است که تغییرش می‌دهند؛ یقینا خدا شنوا و داناست.///پس هر کس که آن وصیت را بشنود و آنگاه دگرگونش سازد، گناهش بر آن کسى است که آن را دگرگون ساخته است. خدا شنوا و داناست.///پس هر که آن وصیت را بشنود و تغییر دهد، تنها گناهش بر کسانى است که آن را تغییر مى‌دهند همانا خدا شنوا و آگاه است///پس هر کس آن [وصیت‌] را بعد از شنیدنش تغییر دهد، گناهش تنها بر [گردن‌] کسانى است که آن را تغییر مى‌دهند. آرى، خدا شنواى داناست.///پس هر کس که آن [وصیت را] بعد از شنیدن، تغییر دهد، گناهش تنها بر همان کسانى است که آن را تغییر مى‌دهند، همانا خداوند شنوا و داناست.///پس هرگاه کسی بعد از شنیدن وصیت، آن را تغییر دهد و (بر خلاف وصیت رفتار کند) گناه این کار بر آنهاست که عمل به خلاف وصیت کنند، و خدا (به گفتار و کردار خلق) شنوا و داناست.///پس از آن هرکس که آن [وصیت‌] را پس از شنیدنش دگرگون کند، گناهش بر گردن همان کسانی است که دگرگونش می‌کنند، خداوند شنوای داناست‌///پس کسانی که بعد از شنیدنش آن را تغییر دهند، گناه آن، تنها بر کسانی است که آن (وصیت) را تغییر می‌دهند؛ خداوند، شنوا و داناست.///پس آنکو بگرداندش پس از شنیدنش همانا گناه آن بر آنان است که بگردانندش همانا خدا شنوای دانا است‌///پس هر کس این (وصیت واجب) را -پس از (اینکه) آن را شنید- تغییر دهد، گناهش تنها بر (گردن) کسانی است که آن را تغییر می‌دهند. خدا همواره بسیار شنوا و داناست. quran_en_fa But if anyone fears partiality or wrong-doing on the part of the testator, and makes peace between (The parties concerned), there is no wrong in him: For Allah is Oft-forgiving, Most Merciful. پس کسی که از انحراف وصیت کننده [در مورد حقوق ورثه] یا از گناه او [که به کار نامشروع و ناحقی وصیت کند] بترسد، و میان ورثه [با تغییر دادن وصیت بر اساس احکام دین] اصلاح دهد، گناهی بر او نیست؛ یقینا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///پس کسی که از انحراف وصیت کننده [در مورد حقوق ورثه] یا از گناه او [که به کار نامشروع و ناحقی وصیت کند] بترسد، و میان ورثه [با تغییر دادن وصیت بر اساس احکام دین] اصلاح دهد، گناهی بر او نیست؛ یقینا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///هرگاه بیم آن رود که وصیت‌کننده‌اى در وصیت خویش دستخوش ستم یا گناهى شده باشد، اگر کسى به اصلاح میان آنان پردازد، مرتکب گناهى نشده است، که خدا آمرزنده و مهربان است.///پس هر که از انحراف یا گناه وصیت کننده بیم داشت، و میانشان سازش داد، گناهى بر او نیست. همانا خدا آمرزنده‌ى مهربان است///ولى کسى که از انحراف [و تمایل بیجاى‌] وصیت‌کننده‌اى [نسبت به ورثه‌اش‌] یا از گناه او [در وصیت به کار خلاف‌] بیم داشته باشد و میانشان را سازش دهد، بر او گناهى نیست، که خدا آمرزنده مهربان است.///پس کسى که از انحراف وصیت­کننده [و تمایل او به بعضی وارثان] یا از گناه او [به وصیت،] بترسد و میان آنها را اصلاح دهد، گناهى بر او نیست، همانا خداوند آمرزنده و مهربان است.///و هر کس بیم دارد که از وصیت موصی (به وارث او) جفا و ستمی رفته باشد و به اصلاح میان آنان پردازد بر او گناهی نیست و محققا خدا آمرزنده و مهربان است.///و هرکس که از وصیت‌کننده‌ای بیم اجحاف یا گناه داشته باشد و بین آنان [ورثه‌] آشتی دهد، گناهی بر او نیست که خداوند آمرزگار مهربان است‌///و کسی که از انحراف وصیت کننده (و تمایل یک‌جانبه او به بعض ورثه)، یا از گناه او (که مبادا وصیت به کار خلافی کند) بترسد، و میان آنها را اصلاح دهد، گناهی بر او نیست؛ (و مشمول حکم تبدیل وصیت نمی‌باشد.) خداوند، آمرزنده و مهربان است.///و کسی که بترسیده است از وصیت‌کننده ستم یا گناهی را پس اصلاح افکنده است میان ایشان پس نیست گناهی بر او همانا خدا است آمرزنده مهربان‌///پس هر کس از انحراف (و تمایل بیجای) وصیت‌کننده‌ای یا از گناه تأخیرکننده‌ی خیر (در وصیت بر خلاف مصلحت) بیم داشته باشد، پس میانشان را سازش دهد، بر او هیچ گناهی نیست. همانا خدا پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa O ye who believe! Fasting is prescribed to you as it was prescribed to those before you, that ye may (learn) self-restraint,- ای اهل ایمان! روزه بر شما مقرر و لازم شده، همان گونه که بر پیشینیان شما مقرر و لازم شد، تا پرهیزکار شوید.///ای اهل ایمان! روزه بر شما مقرر و لازم شده، همان گونه که بر پیشینیان شما مقرر و لازم شد، تا پرهیزکار شوید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، روزه داشتن بر شما مقرر شد، همچنان که بر کسانى که پیش از شما بوده‌اند مقرر شده بود، تا پرهیزگار شوید.///اى اهل ایمان! روزه بر شما واجب شد چنان که بر امت‌هاى گذشته واجب شده بود، باشد که پرهیزکار شوید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، روزه بر شما مقرر شده است، همان گونه که بر کسانى که پیش از شما [بودند] مقرر شده بود، باشد که پرهیزگارى کنید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! روزه بر شما مقرر گردید، همان‌گونه که بر کسانى که پیش از شما بودند، مقرر شده بود، باشد که پرهیزکار شوید.///ای اهل ایمان، بر شما هم روزه واجب گردید چنانکه امم گذشته را فرض شده بود، و این دستور برای آن است که پاک و پرهیزکار شوید.///ای مؤمنان بر شما روزه مقرر گردیده است همچنانکه بر کسانی که پیش از شما بودند نیز مقرر شده بود، باشد که تقوا پیشه کنید///ای افرادی که ایمان آورده‌اید! روزه بر شما نوشته شده، همان‌گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد؛ تا پرهیزکار شوید.///ای گروه مؤمنان نوشته شده است بر شما روزه بدانسان که نوشته شده است بر آنان که پیش از شما بودند شاید پرهیزکاری کنید///هان ای کسانی که ایمان آوردید! روزه بر شما نوشته شده است، همان گونه که بر کسانی پیش از شما نیز نوشته شده بود. شاید پرهیزگاری کنید. quran_en_fa (Fasting) for a fixed number of days; but if any of you is ill, or on a journey, the prescribed number (Should be made up) from days later. For those who can do it (With hardship), is a ransom, the feeding of one that is indigent. But he that will give more, of his own free will,- it is better for him. And it is better for you that ye fast, if ye only knew. [در] روزهایی چند [روزه بگیرید]؛ پس هر که از شما بیمار یا در سفر باشد [به تعداد روزه‌های فوت شده] از روزهای دیگر [را روزه بگیرد]؛ و بر آنان که روزه گرفتن طاقت فرساست، طعام دادن به یک نیازمند [به جای هر روز] کفاره آن است. و هر که به خواست خودش افزون بر کفاره واجب، بر طعام نیازمند بیفزاید، برایش بهتر است و روزه گرفتن [هر چند دشوار و سخت باشد] اگر [فضیلت و ثوابش را] بدانید برای شما بهتر است.///[در] روزهایی چند [روزه بگیرید]؛ پس هر که از شما بیمار یا در سفر باشد [به تعداد روزه‌های فوت شده] از روزهای دیگر [را روزه بگیرد]؛ و بر آنان که روزه گرفتن طاقت فرساست، طعام دادن به یک نیازمند [به جای هر روز] کفاره آن است. و هر که به خواست خودش افزون بر کفاره واجب، بر طعام نیازمند بیفزاید، برایش بهتر است و روزه گرفتن [هر چند دشوار و سخت باشد] اگر [فضیلت و ثوابش را] بدانید برای شما بهتر است.///روزهایى معدود. هر کس که از شما بیمار یا در سفر باشد، به همان تعداد از روزهاى دیگر روزه بدارد. و آنان که توانایى آن ندارند، هر روز را به اطعام مسکینى باز خرند. و هر که به رغبت در آن بیفزاید، برایش بهتر است و اگر مى‌خواهید بدانید، بهتر آن است که خود روزه بدارید.///روزهاى شمرده شده‌اى را [روزه بدارید] و هر که از شما بیمار یا در سفر باشد، روزهاى دیگرى [روزه بگیرد]، و بر کسانى که روزه طاقت فرساست در عوض [هر روز] تهیدستى را طعام دهند، و هر که با میل کار خیرى کند آن برایش بهتر است، و روزه گرفتن براى شما بهتر است،/// [روزه در] روزهاى معدودى [بر شما مقرر شده است‌]. [ولى‌] هر کس از شما بیمار یا در سفر باشد، [به همان شماره‌] تعدادى از روزهاى دیگر [را روزه بدارد]، و بر کسانى که [روزه‌] طاقت‌فرساست، کفاره‌اى است که خوراک دادن به بینوایى است. و هر کس به میل خود، بیشتر نیکى کند، پس آن براى او بهتر است، و اگر بدانید، روزه گرفتن براى شما بهتر است.///روزهاى محدودى [روزه بر شما مقرر شده است]، ولى هر کس از شما بیمار یا مسافر باشد، پس [به همان] تعداد از روزهاى دیگر [را روزه بگیرد]، و بر کسانى که طاقت روزه ندارند [همچون بیماران مزمن و پیران]، لازم است با اطعام مستمندى، کفاره دهند. و هر کس به میل خود بیشتر نیکى کند، براى او بهتر است، و روزه گرفتن، برایتان بهتر است، اگر [آثار روزه را] بدانید.///روزهایی به شماره معین روزه دارید (تمام ماه رمضان)، و هر کسی از شما مریض باشد یا مسافر، به شماره آن از روزهای غیر ماه رمضان روزه دارد، و کسانی که روزه را به زحمت توانند داشت عوض هر روز فدا دهند آن قدر که فقیر گرسنه‌ای سیر شود، و هر کس بر نیکی بیفزاید آن برای او بهتر است. و (بی‌تعلل) روزه داشتن برای شما بهتر خواهد بود اگر (فواید آن را) بدانید.///[روزه‌] روزهایی اندکشمار است و هرکس از شما که بیمار یا در سفر باشد، تعدادی از روزهای دیگر [روزه بگیرد] و برای کسانی که به دشواری آن را تاب می‌آورند کفاره‌ای است که غذای بینوایی است [در ازاء هر یک روزه‌] و هرکس به دلخواه خود خیری [افزون‌] انجام دهد چه بهتر و اگر بدانید روزه گرفتن برای شما بهتر است‌///چند روز معدودی را (باید روزه بدارید!) و هر کس از شما بیمار یا مسافر باشد تعدادی از روزهای دیگر را (روزه بدارد) و بر کسانی که روزه برای آنها طاقت‌فرساست؛ (همچون بیماران مزمن، و پیرمردان و پیرزنان،) لازم است کفاره بدهند: مسکینی را اطعام کنند؛ و کسی که کار خیری انجام دهد، برای او بهتر است؛ و روزه داشتن برای شما بهتر است اگر بدانید!///روزکی چند و هر کس از شما بیمار یا در سفری باشد پس چند روز از روزهای دیگر و بر آنان که نتوانندش فدیه است خوراک بینوائی و آن کس که خواستار نکوئی شود بهتر است او را و روزه بگیرید بهتر است از برای شما اگر بدانید///(روزه‌ی واجب تنها در) روزهای معدودی (است). پس هر کس از شما بیمار یا در سفر (عذرآور) بوده است (به همان شماره) تعدادی از روزهای دیگر را (روزه بدارد) و بر کسانی که (روزه) طاقت‌فرساست، کفاره‌ای است: خوراک دادن (به) بینوایی. و هر کس به طاقت‌فرسایی روزه را تحمل کند، همان برای او بهتر است. و اگر بدانید، (این) روزه گرفتن برای شما (بی‌طاقتان) بهتر است. quran_en_fa Ramadhan is the (month) in which was sent down the Qur'an, as a guide to mankind, also clear (Signs) for guidance and judgment (Between right and wrong). So every one of you who is present (at his home) during that month should spend it in fasting, but if any one is ill, or on a journey, the prescribed period (Should be made up) by days later. Allah intends every facility for you; He does not want to put to difficulties. (He wants you) to complete the prescribed period, and to glorify Him in that He has guided you; and perchance ye shall be grateful. [این است] ماه رمضان که قرآن در آن نازل شده، قرآنی که سراسرش هدایتگر مردم است و دارای دلایلی روشن و آشکار از هدایت می‌باشد، و مایه جدایی [حق از باطل] است. پس کسی که در این ماه [در وطنش] حاضر باشد باید آن را روزه بدارد، و آنکه بیمار یا در سفر است، تعدادی از روزهای غیر ماه رمضان را [به تعداد روزه‌های فوت شده، روزه بدارد]. خدا آسانی و راحت شما را می‌خواهد نه دشواری و مشقت شما را. و [قضای روزه] برای این است: شما روزه هایی را [که به خاطر عذر شرعی افطار کرده‌اید] کامل کنید، و خدا را بر اینکه شما را هدایت فرموده بزرگ شمارید، و نیز برای این که سپاس گزاری کنید.///[این است] ماه رمضان که قرآن در آن نازل شده، قرآنی که سراسرش هدایتگر مردم است و دارای دلایلی روشن و آشکار از هدایت می‌باشد، و مایه جدایی [حق از باطل] است. پس کسی که در این ماه [در وطنش] حاضر باشد باید آن را روزه بدارد، و آنکه بیمار یا در سفر است، تعدادی از روزهای غیر ماه رمضان را [به تعداد روزه‌های فوت شده، روزه بدارد]. خدا آسانی و راحت شما را می‌خواهد نه دشواری و مشقت شما را. و [قضای روزه] برای این است: شما روزه هایی را [که به خاطر عذر شرعی افطار کرده‌اید] کامل کنید، و خدا را بر اینکه شما را هدایت فرموده بزرگ شمارید، و نیز برای این که سپاس گزاری کنید.///ماه رمضان، که در آن براى راهنمایى مردم و بیان راه روشن هدایت و جدا ساختن حق از باطل، قرآن نازل شده است. پس هر کس که این ماه را دریابد، باید که در آن روزه بدارد. و هر کس که بیمار یا در سفر باشد، به همان تعداد از روزهاى دیگر. خدا براى شما خواستار آسایش است نه سختى و تا آن شمار را کامل سازید. و خدا را بدان سبب که راهنماییتان کرده است به بزرگى یاد کنید و سپاس گویید.///ماه رمضان ماهى است که قرآن به عنوان راهنماى مردم و حجت‌هاى روشنگر و فارق میان حق و باطل در آن نازل شده است پس هر که از شما این ماه را دریافت، روزه بگیرد و هر که بیمار یا در سفر بود، به همان تعداد در روزهاى دیگر [قضا کند]. خدا براى شما آسانى مى‌خواه///ماه رمضان [همان ماه‌] است که در آن، قرآن فرو فرستاده شده است، [کتابى] که مردم را راهبر، و [متضمن‌] دلایل آشکار هدایت، و [میزان‌] تشخیص حق از باطل است. پس هر کس از شما این ماه را درک کند باید آن را روزه بدارد، و کسى که بیمار یا در سفر است [باید به شماره آن،] تعدادى از روزهاى دیگر [را روزه بدارد]. خدا براى شما آسانى مى‌خواهد و براى شما دشوارى نمى‌خواهد؛ تا شماره [مقرر] را تکمیل کنید و خدا را به پاس آنکه رهنمونیتان کرده است به بزرگى بستایید، و باشد که شکرگزارى کنید.///ماه رمضان ماهی است که قرآن در آن نازل شده است. [کتابى که] هدایت‌گر مردم با دلایل روشن هدایت و وسیله‌ی تشخیص حق از باطل است، پس هر کس از شما که این ماه را دریابد، باید روزه بگیرد. و آن کس که بیمار یا در سفر باشد، روزهاى دیگرى را به همان تعداد روزه بگیرد. خداوند براى شما آسانى مى‌خواهد، نه دشوارى. [قضاى روزه] براى آن است که شماره‌ی مقرر روزها را تکمیل کنید و خدا را به خاطر این که شما را هدایت کرده، به بزرگى یاد کنید، باشد که شکرگزار گردید.///ماه رمضان ماهی است که قرآن در آن نازل شده برای هدایت بشر و برای راهنمایی و امتیاز حق از باطل، پس هر که دریابد ماه رمضان را باید آن را روزه بدارد، و هر که ناخوش یا در سفر باشد (به شماره آنچه روزه خورده است) از ماهای دیگر روزه دارد، که خداوند برای شما حکم را آسان خواسته و تکلیف را مشکل نگرفته، و خواسته تا اینکه عدد روزه را تکمیل کرده و خدا را به عظمت یاد کنید که شما را هدایت فرمود، باشد که (از این نعمت بزرگ) سپاسگزار شوید.///[ایام روزه‌] ماه رمضان است که قرآن در آن نازل شده است که راهنمای مردم است و آیات روشنگری شامل رهنمودها و جداکننده حق از باطل در بردارد، پس هرکس از شما که در آغاز ماه حاضر [مقیم‌] بود بر اوست که روزه بگیرد و هرکس بیمار یا در سفر بود، باید تعدادی از روزهای دیگر [روزه بدارد]، خداوند برای شما آسانی می‌خواهد و دشواری نمی‌خواهد، تا سرانجام شمار [روزهای روزه‌] را کامل کنید و خداوند را برای آنکه رهنمونیتان کرده است تکبیر بگویید و باشد که سپاسگزار باشید///(روزه، در چند روز معدود) ماه رمضان است؛ ماهی که قرآن، برای راهنمایی مردم، و نشانه‌های هدایت، و فرق میان حق و باطل، در آن نازل شده است. پس آن کس از شما که در ماه رمضان در حضر باشد، روزه بدارد! و آن کس که بیمار یا در سفر است، روزهای دیگری را به جای آن، روزه بگیرد! خداوند، راحتی شما را می‌خواهد، نه زحمت شما را! هدف این است که این روزها را تکمیل کنید؛ و خدا را بر اینکه شما را هدایت کرده، بزرگ بشمرید؛ باشد که شکرگزاری کنید!///ماه رمضان که فرو شد در آن قرآن راهنمائی برای مردم و تابشهائی یا نشانیها از هدایت و فرقان پس هر کس شهر باشد از شما در این ماه روزه بگیردش و آن کس که بیمار یا در سفری باشد چند روز از روزهای دیگر خدا بر شما آسانی خواهد و نخواهد برای شما سختی را و تا به انجام رسانید شما را و تا بزرگ شمرید خدا را بدانچه رهبریتان کرد و شاید شکر گزارید///ماه رمضان (همان ماه) است که در آن، قرآن (به گونه‌ای فشرده، شب‌قدر) فروفرستاده شده است؛ حال آنکه برای مردم راهبرد، و (متضمن) دلایلی آشکار از هدایت و (میزان) تشخیص حق از باطل است. پس هر کس از شما این ماه را (در وطنش) درک کند، باید آن را روزه بدارد و کسی که بیمار یا در سفر بوده است (باید به شماره‌ی آن) تعدادی از روزهای دیگر را (روزه بدارد). خدا برای شما آسانی را می‌خواهد و برای شما دشواری زیان‌آور را نمی‌خواهد. و باید همان شماره‌ی (مقرر) را تکمیل کنید و خدا را به (پاس) آنچه رهنماییتان کرده است بس بزرگ دارید. و شاید شکر گزارید. quran_en_fa When My servants ask thee concerning Me, I am indeed close (to them): I listen to the prayer of every suppliant when he calleth on Me: Let them also, with a will, Listen to My call, and believe in Me: That they may walk in the right way. هنگامی که بندگانم از تو درباره من بپرسند، [بگو:] یقینا من نزدیکم، دعای دعا کننده را زمانی که مرا بخواند اجابت می‌کنم؛ پس باید دعوتم را بپذیرند و به من ایمان آورند، تا [به حق و حقیقت] راه یابند [و به مقصد اعلی برسند].///هنگامی که بندگانم از تو درباره من بپرسند، [بگو:] یقینا من نزدیکم، دعای دعا کننده را زمانی که مرا بخواند اجابت می‌کنم؛ پس باید دعوتم را بپذیرند و به من ایمان آورند، تا [به حق و حقیقت] راه یابند [و به مقصد اعلی برسند].///چون بندگان من درباره من از تو بپرسند، بگو که من نزدیکم و به نداى کسى که مرا بخواند پاسخ مى‌دهم. پس به نداى من پاسخ دهند و به من ایمان آورند تا راه راست یابند.///و چون بندگان من از تو در باره‌ى من بپرسند، همانا من [به آنها] نزدیکم و دعاى دعا کننده را وقتى که مرا بخواند پاسخ مى‌دهم، پس آنها نیز دعوت مرا اجابت کنند و به من ایمان بیاورند، باشد که راه یابند///و هرگاه بندگان من، از تو در باره من بپرسند، [بگو] من نزدیکم، و دعاى دعاکننده را -به هنگامى که مرا بخواند- اجابت مى‌کنم، پس [آنان‌] باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند، باشد که راه یابند.///و هرگاه بندگانم از تو درباره‌ی من بپرسند، [بگو] به راستی من نزدیکم؛ دعاى نیایش‌گر را آن گاه که مرا مى‌خواند، پاسخ مى‌گویم. آنها نیز دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند، باشد که راه یابند و به رشد برسند.///و چون بندگان من (از دوری و نزدیکی) من از تو پرسند، (بدانند که) من به آنها نزدیکم، هرگاه کسی مرا خواند دعای او را اجابت کنم. پس باید دعوت مرا (و پیغمبران مرا) بپذیرند و به من بگروند، باشد که (به سعادت) راه یابند.///و چون بندگانم درباره من از تو پرسش کنند [بگو] من نزدیکم و چون بخواندم دعای دعاکننده را اجابت می‌کنم، پس به فرمان من گردن نهند و به من ایمان آورند، باشد که راه یابند///و هنگامی که بندگان من، از تو در باره من سؤال کنند، (بگو:) من نزدیکم! دعای دعا کننده را، به هنگامی که مرا می‌خواند، پاسخ می‌گویم! پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند (و به مقصد برسند)!///و هرگاه پرسندت بندگان من از من همانا منم نزدیک اجابت کنم دعای آنکه مرا خواند پس بپذیرند از من و ایمان آورند به من شاید رهبری شوند///و هر گاه (از) بندگان من، (کسی) از تو درباره‌ی من پرسید، (بگو) من بی‌گمان (به آنان) نزدیکم، و دعای دعا کننده را - هنگامی که مرا بخواند - اجابت می‌کنم. پس (آنان) باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند، شاید رشد یابند. quran_en_fa Permitted to you, on the night of the fasts, is the approach to your wives. They are your garments and ye are their garments. Allah knoweth what ye used to do secretly among yourselves; but He turned to you and forgave you; so now associate with them, and seek what Allah Hath ordained for you, and eat and drink, until the white thread of dawn appear to you distinct from its black thread; then complete your fast Till the night appears; but do not associate with your wives while ye are in retreat in the mosques. Those are Limits (set by) Allah: Approach not nigh thereto. Thus doth Allah make clear His Signs to men: that they may learn self-restraint. در شب روزهایی که روزه دار هستید، آمیزش با زنانتان برای شما حلال شد. آنان برای شما لباسند و شما برای آنان لباسید. خدا می‌دانست که شما [پیش از حلال شدن این کار] به خود خیانت می‌کردید، پس توبه شما را پذیرفت و از شما در گذشت. اکنون [آزاد هستید که] با آنان آمیزش کنید و آنچه را خدا [در این کار] برای شما مقرر داشته [از فضیلت، ثواب، پاکدامنی از حرام و فرزند شایسته] طلب کنید. و بخورید و بیاشامید تا رشته سپید صبح از رشته سیاه شب برای شما آشکار شود؛ سپس روزه را تا شب به پایان برید. و در حالی که در مساجد معتکف هستید با زنان آمیزش نکنید. اینها حدود خداست، به آنها نزدیک نشوید. خدا این گونه آیاتش را برای مردم بیان می‌کند تا [از مخالفت اوامر و نواهی او] بپرهیزند.///در شب روزهایی که روزه دار هستید، آمیزش با زنانتان برای شما حلال شد. آنان برای شما لباسند و شما برای آنان لباسید. خدا می‌دانست که شما [پیش از حلال شدن این کار] به خود خیانت می‌کردید، پس توبه شما را پذیرفت و از شما در گذشت. اکنون [آزاد هستید که] با آنان آمیزش کنید و آنچه را خدا [در این کار] برای شما مقرر داشته [از فضیلت، ثواب، پاکدامنی از حرام و فرزند شایسته] طلب کنید. و بخورید و بیاشامید تا رشته سپید صبح از رشته سیاه شب برای شما آشکار شود؛ سپس روزه را تا شب به پایان برید. و در حالی که در مساجد معتکف هستید با زنان آمیزش نکنید. اینها حدود خداست، به آنها نزدیک نشوید. خدا این گونه آیاتش را برای مردم بیان می‌کند تا [از مخالفت اوامر و نواهی او] بپرهیزند.///همبسترى با زنانتان در شب ماه روزه بر شما حلال شد. آنها پوشش شمایند و شما پوشش آنهایید. خدا مى‌دانست که شما به خویشتن خیانت مى‌ورزید، پس توبه شما را بپذیرفت و شما را عفو کرد. اکنون با آنها همبستر شوید و آنچه را که خدا بر شما مقرر گردانیده است انجام دهید، و بخورید و بیاشامید تا رشته روشن صبحدم در تاریکى شب آشکار شود. و روزه را به شب برسانید. و چون در مسجد اعتکاف کنید، با زنان همبستر مشوید. اینها حدود فرمان خداست، بدان نزدیک مشوید. خدا آیات خود را اینچنین بیان مى‌کند، باشد که به پرهیزگارى برسند.///در شب‌هاى روزه براى شما نزدیکى با همسرانتان حلال شد. آنها براى شما لباسند و شما براى آنها لباسید. خدا مى‌دانست که شما به خود خیانت مى‌کنید، پس از شما درگذشت و شما را بخشید. پس حالا با آنها مباشرت کنید و آنچه را خدا بر شما مقرر کرده است طلب نمایید،///در شبهاى روزه، همخوابگى با زنانتان بر شما حلال گردیده است. آنان براى شما لباسى هستند و شما براى آنان لباسى هستید. خدا مى‌دانست که شما با خودتان ناراستى مى‌کردید، پس توبه شما را پذیرفت و از شما درگذشت. پس، اکنون [در شبهاى ماه رمضان مى‌توانید] با آنان همخوابگى کنید، و آنچه را خدا براى شما مقرر داشته طلب کنید. و بخورید و بیاشامید تا رشته سپید بامداد از رشته سیاه [شب‌] بر شما نمودار شود؛ سپس روزه را تا [فرا رسیدن‌] شب به اتمام رسانید. و در حالى که در مساجد معتکف هستید [با زنان‌] درنیامیزید. این است حدود احکام الهى! پس [زنهار به قصد گناه‌] بدان نزدیک نشوید. این گونه، خداوند آیات خود را براى مردم بیان مى‌کند، باشد که پروا پیشه کنند.///در شب‌هاى روزه­داری [ماه رمضان]، آمیزش با همسرانتان براى شما حلال شد. آنها براى شما [همچون] لباسند و شما براى آنها [همچون] لباس. خداوند مى‌دانست که شما به خود خیانت مى‌کردید [و آمیزش را که ممنوع بود، انجام مى‌دادید]، پس توبه‌ی شما را پذیرفت و از شما درگذشت. اکنون [مى‌توانید] با آنها همبستر شوید و آنچه را خداوند بر شما مقرر فرموده، طلب کنید. و بخورید و بیاشامید تا رشته‌ی سپید صبح از رشته‌ی سیاه [شب] براى شما آشکار گردد. سپس روزه را تا شب به اتمام رسانید و در حالى که در مساجد به اعتکاف پرداخته‌اید، با زنان آمیزش نکنید. این حدود و احکام الهى است، پس به آن نزدیک نشوید. خداوند این چنین آیات خود را براى مردم روشن مى‌سازد، باشد که پرهیزکار گردند.///برای شما در شبهای ماه رمضان مباشرت با زنان خود حلال شد، که آنها جامه عفاف شما و شما نیز لباس عفت آنها هستید. و خدا دانست که شما (در کار مباشرت زنان به نافرمانی و اطاعت شهوت نفس) خود را به ورطه گناه می‌افکنید لذا از حکم حرمت درگذشت و گناه شما را بخشید، از اکنون (در شب رمضان) رواست که با زنهای خود (به حلال) مباشرت کنید و از خدا آنچه مقدر فرموده بخواهید. و بخورید و بیاشامید تا خط سفیدی روز از سیاهی شب در سپیده دم پدیدار گردد، پس از آن روزه را به پایان برسانید تا اول شب. و با زنان هنگام اعتکاف در مساجد مباشرت نکنید. این احکام، حدود دین خداست، زنهار در آن راه مخالفت مپویید! خداوند این گونه آیات خود را برای مردم بیان فرماید، باشد که پرهیزکار شوند.///آمیزش شما با زنانتان در شبهای روزه بر شما حلال شد، آنان «پیراهن تن» شما و شما «پیراهن تن» آنانید، خداوند می‌دانست که با خود ناراستی می‌کنید، آنگاه از شما درگذشت و شما را بخشید، اینک با آنان در آمیزید و در طلب آنچه خداوند برایتان مقرر داشته برآیید و بخورید و بیاشامید تا آنکه رشته سپید سپیده از رشته سیاه [شب‌] برایتان آشکار شود، سپس روزه را تا شب به پایان برید و هنگامی که در مساجد معتکف هستید با آنان [زنان خود] آمیزش نکنید، این حدود احکام الهی است به آنها نزدیک نشوید [که مبادا تجاوز کنید]، بدین‌سان خداوند آیاتش را برای مردم روشن می‌سازد باشد که تقوا پیشه کنند///آمیزش جنسی با همسرانتان، در شب روزهایی که روزه می‌گیرید، حلال است. آنها لباس شما هستند؛ و شما لباس آنها (هر دو زینت هم و سبب حفظ یکدیگرید). خداوند می‌دانست که شما به خود خیانت می‌کردید؛ (و این کار ممنوع را انجام می‌دادید؛) پس توبه شما را پذیرفت و شما را بخشید. اکنون با آنها آمیزش کنید، و آنچه را خدا برای شما مقرر داشته، طلب نمایید! و بخورید و بیاشامید، تا رشته سپید صبح، از رشته سیاه (شب) برای شما آشکار گردد! سپس روزه را تا شب، تکمیل کنید! و در حالی که در مساجد به اعتکاف پرداخته‌اید، با زنان آمیزش نکنید! این، مرزهای الهی است؛ پس به آن نزدیک نشوید! خداوند، این چنین آیات خود را برای مردم، روشن می‌سازد، باشد که پرهیزکار گردند!///حلال شد برای شما شب روزه درآمیختن با زنان خود آنانند پوشاک شما و شمائید پوشاک آنان دانست خدا که بودید شما خیانت می‌ورزیدید با خویشتن پس توبه کرد بر شما و ببخشود بر شما اکنون درآمیزید با آنان و بخواهید آنچه را خدا برای شما نوشت و بخورید و بنوشید تا پدیدار شود برای شما رشته سفید از رشته سیاه در بامدادگاه سپس به انجام رسانید روزه را تا شب و درنیامیزید با آنان حالی که معتکفید در مساجد این است حدود خدا زنهار بدانها نزدیک نشوید بدینسان بیان کند خدا آیتهای خویش را برای مردم شاید پرهیزکاری کنند///(در) شب روزه، همخوابگی با زنانتان حلال گردیده است. آنان برای شما پوششی هستند و شما (هم) برای آنان پوششی هستید. خدا (می) دانست که شما به خودتان خیانت می‌کرده‌اید، پس بر شما برگشت و از شما درگذشت‌؛ پس اکنون (در شب‌های ماه رمضان می‌توانید) با آنان همخوابگی کنید و آنچه را خدا برای شما (از فرزندان) مقرر داشته طلب کنید و بخورید و بیاشامید تا خط سفید (فجر) از خط سیاه (شب) برایتان نمایان گردد؛ سپس روزه را تا (فرا رسیدن) شب به اتمام رسانید. و در حالی که در مساجد معتکف هستید با آنان [: زنان] در نیامیزید. اینها حدود خداست. پس بدان‌ها ‍ (در تجاوز از آن‌ها) نزدیک نشوید. این گونه خدا آیات خود را برای مردمان بیان می‌کند. شاید پروا کنند. quran_en_fa And do not eat up your property among yourselves for vanities, nor use it as bait for the judges, with intent that ye may eat up wrongfully and knowingly a little of (other) people's property. و اموالتان را در میان خود به باطل و ناحق مخورید. و آن را به عنوان رشوه به سوی حاکمان و قاضیان سرازیر نکنید تا بخشی از اموال مردم را [با تکیه بر حکم ظالمانه آنان] به گناه و معصیت بخورید، در حالی که [زشتی کارتان را] می‌دانید.///و اموالتان را در میان خود به باطل و ناحق مخورید. و آن را به عنوان رشوه به سوی حاکمان و قاضیان سرازیر نکنید تا بخشی از اموال مردم را [با تکیه بر حکم ظالمانه آنان] به گناه و معصیت بخورید، در حالی که [زشتی کارتان را] می‌دانید.///اموال یکدیگر را به ناشایست مخورید و آن را به رشوت به حاکمان مدهید تا بدان سبب اموال گروهى دیگر را به ناحق بخورید. و شما خود مى‌دانید.///و در روابط خود اموال یکدیگر را به ناحق مخورید و براى خوردن بخشى از اموال مردم به گناه، [قضیه‌] آن را به حاکمان مکشانید در حالى که شما [حقیقت را] مى‌دانید///و اموالتان را میان خودتان به ناروا مخورید، و [به عنوان رشوه قسمتى از] آن را به قضات مدهید تا بخشى از اموال مردم را به گناه بخورید، در حالى که خودتان [هم خوب‌] مى‌دانید.///و اموال یکدیگر را به باطل [و ناحق] در میان خود نخورید و براى خوردن بخشى از اموال مردم به گناه، آنها را به [عنوان رشوه، به کیسه‌ی] حاکمان و قاضى‌ها سرازیر نکنید. در حالى که خود مى‌دانید [این کار، گناه است].///و مال یکدیگر را به ناحق مخورید و آن را به نزد قاضیان نیفکنید که (به وسیله رشوه و زور) پاره‌ای از اموال مردم را بخورید با آنکه (شما بطلان دعوی خود را) می‌دانید.///و اموال یکدیگر را به ناحق نخورید، و به داوران با [رشوت از] آن نزدیکی نجویید تا پاره‌ای از اموال مردم را آگاهانه به ناحق بخورید///و اموال یکدیگر را به باطل (و ناحق) در میان خود نخورید! و برای خوردن بخشی از اموال مردم به گناه، (قسمتی از) آن را (به عنوان رشوه) به قضات ندهید، در حالی که می‌دانید (این کار، گناه است)!///و نخورید مالهای خویش را میان خویش به بیهوده و نیفکنید آنها را بسوی فرمانداران تا بخورید پاره‌ای از اموال مردم را به گناه حالی که خود می‌دانید///و اموالتان را میان خودتان به ناروا مخورید، حال آنکه (به عنوان رشوه قسمتی از) آنها را سوی حاکمان می‌افکنید، تا بخشی از اموال مرد‌مان را به گناه -تأخیرکننده‌ی خیر- بخورید، در حالی که خودتان (هم خوب) می‌دانید. quran_en_fa They ask thee concerning the New Moons. Say: They are but signs to mark fixed periods of time in (the affairs of) men, and for Pilgrimage. It is no virtue if ye enter your houses from the back: It is virtue if ye fear Allah. Enter houses through the proper doors: And fear Allah: That ye may prosper. از تو درباره هلال‌های ماه می‌پرسند، بگو: آنها وسیله تعیین اوقات [برای امور دنیایی و نظام زندگی] مردم و [تعیین زمان مراسم] حج است. و نیکی آن نیست که به خانه‌ها از پشت آنها وارد شوید، [چنان که اعراب جاهلی در حال احرام حج از پشت دیوار خانه خود وارد می‌شدند نه از در ورودی] بلکه نیکی [روش و منش] کسی است که [از هر گناه و معصیتی] می‌پرهیزد. و به خانه‌ها از درهای آنها وارد شوید؛ و از خدا پروا کنید تا رستگار شوید.///از تو درباره هلال‌های ماه می‌پرسند، بگو: آنها وسیله تعیین اوقات [برای امور دنیایی و نظام زندگی] مردم و [تعیین زمان مراسم] حج است. و نیکی آن نیست که به خانه‌ها از پشت آنها وارد شوید، [چنان که اعراب جاهلی در حال احرام حج از پشت دیوار خانه خود وارد می‌شدند نه از در ورودی] بلکه نیکی [روش و منش] کسی است که [از هر گناه و معصیتی] می‌پرهیزد. و به خانه‌ها از درهای آنها وارد شوید؛ و از خدا پروا کنید تا رستگار شوید.///از تو درباره هلالهاى ماه مى‌پرسند، بگو: براى آن است که مردم وقت کارهاى خویش و زمان حج را بشناسند. و پسندیده نیست که از پشت خانه‌ها به آنها داخل شوید، ولى پسندیده راه کسانى است که پروا مى‌کنند و از درها به خانه‌ها درآیید و از خدا بترسید تا رستگار شوید.///از تو در باره‌ى هلال‌ها مى‌پرسند، بگو: آن تقویمى براى مردم و موسم حج است، و نیکى آن نیست که از پشت خانه‌ها وارد شوید، بلکه نیکى آن است که شخص تقوا پیشه کند. و از در خانه‌ها وارد شوید و از خدا بترسید تا شاید رستگار شوید///در باره [حکمت‌] هلالها [ى ماه‌] از تو مى‌پرسند، بگو: «آنها [شاخص‌] گاه‌شمارى براى مردم و [موسم‌] حج‌اند.» و نیکى آن نیست که از پشت خانه‌ها درآیید، بلکه نیکى آن است که کسى تقوا پیشه کند، و به خانه‌ها از در [ورودى‌] آنها درآیید، و از خدا بترسید، باشد که رستگار گردید.///درباره‌ی [حکمت] هلال‌هاى ماه از تو سؤال مى‌کنند، بگو: «براى آن است که مردم، اوقات [کارهاى خویش] و زمان حج را بشناسند.» و نیکى آن نیست که [در حال احرام حج،] از پشت خانه‌ها وارد شوید، [آن چنان که در جاهلیت مرسوم بود،] بلکه نیکى آن است که تقوا پیشه کنید و از درها وارد خانه‌ها شوید، از خدا پروا کنید، باشد که رستگار شوید.///(ای پیغمبر) از تو سؤال کنند که سبب بدر و هلال ماه چیست؟ جواب ده که در آن تعیین اوقات عبادات حج و معاملات مردم است. و نیکوکاری بدان نیست که از پشت دیوار به خانه درآیید (چه این کاری ناشایسته است) ولی نیکویی آن است که پارسا باشید و به خانه‌ها (و به هر کار) از راه آن داخل شوید، و تقوا پیشه کنید، باشد که رستگار شوید.///از تو در باب هلالهای ماه می‌پرسند، بگو آن وقت نمای مردم و [موسم‌] حج است، و نیکی آن نیست که از پشت خانه‌ها به درون روید، بلکه نیکی آن است که کسی تقوا پیشه کند، و از درها به خانه‌ها درآیید، و از خداوند پروا کنید باشد که رستگار شوید///در باره «هلالهای ماه» از تو سؤال می‌کنند؛ بگو: «آنها، بیان اوقات (و تقویم طبیعی) برای (نظام زندگی) مردم و (تعیین وقت) حج است». و (آن چنان که در جاهلیت مرسوم بود که به هنگام حج، که جامه احرام می‌پوشیدند، از در خانه وارد نمی‌شدند، و از نقب پشت خانه وارد می‌شدند، نکنید!) کار نیک، آن نیست که از پشت خانه‌ها وارد شوید؛ بلکه نیکی این است که پرهیزگار باشید! و از در خانه‌ها وارد شوید و تقوا پیشه کنید، تا رستگار گردید!///پرسندت از ماه‌های تو بگو آنها گاهنماهائی است برای مردم و حج و نیست نکوئی که درآئید به خانه‌ها از پشت آنها بلکه نکوکار آن است که پرهیزکاری کند و به خانه‌ها درآئید از درگاه‌های آنها و بترسید خدا را باشد رستگار شوید///در باره‌ی (حکمت) هلال‌ها (ی ماه‌ها) از تو می‌پرسند. بگو: «آنها (شاخص‌های) گاه‌شماری برای مردم و (موسم) حج‌اند.» و نیکی آن نیست که از پشت خانه‌ها درآیید، بلکه نیکی کسی است که تقوا پیشه کرده است‌. و به خانه‌ها از درهای (ورودی) آنها درآیید. و از خدا بهراسید، شاید (خود و دیگران را) رستگار کنید. quran_en_fa Fight in the cause of Allah those who fight you, but do not transgress limits; for Allah loveth not transgressors. و در راه خدا با کسانی که با شما می‌جنگند بجنگید، و [هنگام جنگ از حدود الهی] تجاوز نکنید، که خدا تجاوزکاران را دوست ندارد.///و در راه خدا با کسانی که با شما می‌جنگند بجنگید، و [هنگام جنگ از حدود الهی] تجاوز نکنید، که خدا تجاوزکاران را دوست ندارد.///با کسانى که با شما جنگ مى‌کنند، در راه خدا بجنگید و تعدى مکنید. زیرا خدا تعدى‌کنندگان را دوست ندارد.///و در راه خدا با کسانى که با شما مى‌جنگند نبرد کنید ولى تجاوز نکنید همانا خدا تجاوزگران را دوست ندارد///و در راه خدا، با کسانى که با شما مى‌جنگند، بجنگید، ولى از اندازه درنگذرید، زیرا خداوند تجاوزکاران را دوست نمى‌دارد؛///و در راه خدا با کسانى که با شما مى‌جنگند، نبرد کنید، ولى از حد تجاوز نکنید، که خداوند تجاوزکاران را دوست ندارد.///و در راه خدا با آنان که به جنگ و دشمنی شما برخیزند جهاد کنید، لکن از حد تجاوز نکنید که خدا متجاوزان را دوست ندارد.///و با کسانی که با شما آغاز کارزار می‌کنند در راه خدا کارزار کنید، ولی ستمکار [و آغازگر] نباشید، چرا که خداوند ستمکاران را دوست ندارد///و در راه خدا، با کسانی که با شما می‌جنگند، نبرد کنید! و از حد تجاوز نکنید، که خدا تعدی‌کنندگان را دوست نمی‌دارد!///و پیکار کنید در راه خدا آنان را که پیکارتان کنند و تجاوز نکنید که خدا دوست ندارد تجاوزگران را///و در راه خدا، با کسانی که با شما کشتار می‌کنند کشتار کنید و (از عدالت) تجاوز نکنید؛ بی‌گمان خدا تجاوزکاران را دوست نمی‌دارد. quran_en_fa And slay them wherever ye catch them, and turn them out from where they have Turned you out; for tumult and oppression are worse than slaughter; but fight them not at the Sacred Mosque, unless they (first) fight you there; but if they fight you, slay them. Such is the reward of those who suppress faith. و آنان را [که از شرک و کفر و هیچ ستمی بازنمی ایستند] هر کجا یافتید، به قتل برسانید و از جایی که شما را بیرون کردند بیرونشان کنید و فتنه [که شرک، بت پرستی، بیرون کردن مردم از خانه و کاشانه و وطنشان باشد] از قتل وکشتار بدتر است. و کنار مسجدالحرام با آنان نجنگید مگر آنکه در آنجا با شما بجنگند؛ پس اگر با شما جنگیدند، آنان را به قتل برسانید که پاداش وکیفر کافران همین است.///و آنان را [که از شرک و کفر و هیچ ستمی بازنمی ایستند] هر کجا یافتید، به قتل برسانید و از جایی که شما را بیرون کردند بیرونشان کنید و فتنه [که شرک، بت پرستی، بیرون کردن مردم از خانه و کاشانه و وطنشان باشد] از قتل وکشتار بدتر است. و کنار مسجدالحرام با آنان نجنگید مگر آنکه در آنجا با شما بجنگند؛ پس اگر با شما جنگیدند، آنان را به قتل برسانید که پاداش وکیفر کافران همین است.///هر جا که آنها را بیابید بکشید و از آنجا که شما را رانده‌اند، برانیدشان، که فتنه از قتل بدتر است. و در مسجدالحرام با آنها مجنگید، مگر آنکه با شما بجنگند. و چون با شما جنگیدند بکشیدشان، که این است پاداش کافران.///و آنها را هر جا یافتید بکشید، و از جایى که شما را بیرون کردند بیرون کنید، و فتنه از قتل بدتر است، و با آنها در کنار مسجد الحرام جنگ نکنید مگر این که آنها به جنگ پیشدستى کنند، پس اگر با شما جنگیدند آنها را بکشید که سزاى کافران همین است///و هر کجا بر ایشان دست یافتید آنان را بکشید، و همان گونه که شما را بیرون راندند، آنان را بیرون برانید، [چرا که‌] فتنه [=شرک‌] از قتل بدتر است، [با این همه‌] در کنار مسجد الحرام با آنان جنگ مکنید، مگر آنکه با شما در آن جا به جنگ درآیند، پس اگر با شما جنگیدند، آنان را بکشید، که کیفر کافران چنین است.///و آنان [مشرکانی که از هیچ جنایتی روی‌گردان نیستند،] را هرجا یافتید، بکشید و از [مکه] همان جایى که شما را بیرون کردند، آنها را بیرون کنید و [بدانید که] فتنه‌انگیزی از کشتار بدتر است. و نزد مسجدالحرام با آنها جنگ نکنید، مگر آن که آنها در آنجا با شما بجنگند، پس اگر با شما پیکار کردند، آنها را به قتل برسانید. چنین است جزاى کافران.///و هر کجا مشرکان را یافتید به قتل رسانید و آنان را از همان وطن که شما را آواره کردند برانید، و فتنه‌گری (آنان) سخت‌تر و فسادش بیشتر از جنگ و کشتار است، و در مسجد الحرام با آنها جنگ مکنید مگر آنکه پیشدستی کنند، در این صورت رواست که در حرم آنها را به قتل برسانید، چنین است کیفر کافران.///و هر جا که بر آنان دست یافتید بکشیدشان و آنان را از همانجا که شما را رانده‌اند [مکه‌] برانید، و فتنه شرک بدتر از قتل است، و در مسجدالحرام با آنان [آغاز] کارزار نکنید، مگر آنکه آنان در آنجا با شما کارزار کنند، و چون کارزار کردند بکشیدشان که سزای کافران چنین است‌///و آنها را [= بت پرستانی که از هیچ گونه جنایتی ابا ندارند] هر کجا یافتید، به قتل برسانید! و از آن جا که شما را بیرون ساختند [= مکه‌]، آنها را بیرون کنید! و فتنه (و بت پرستی) از کشتار هم بدتر است! و با آنها، در نزد مسجد الحرام (در منطقه حرم)، جنگ نکنید! مگر اینکه در آن جا با شما بجنگند. پس اگر (در آن جا) با شما پیکار کردند، آنها را به قتل برسانید! چنین است جزای کافران!///و بکشیدشان هر جا که یابیدشان و برون کنیدشان بدانسان که برون کردندتان و آشوب و نیرنگ سخت‌تر است از کشتن و پیکارشان نکنید نزد مسجد حرام تا پیکارتان کنند در آن پس اگر کشتند شما را بکشید ایشان را چنین است کیفر کافران‌///و هر کجا بر ایشان - با پی‌جویی و کاردانی دقیق - دست یافتید، آنان را (از آن جا) بکشید و همان گونه که شما را (از مسجدالحرام و …) بیرون راندند، آنان را بیرون برانید. و فتنه از قتل شدیدتر است. (با این همه) در کنار مسجدالحرام با آنان کشتار مکنید تا (هنگامی که) با شما در آن‌جا کشتار کنند؛ پس اگر با شما (در آن‌جا) کشتار کردند، آنان را بکشید (که) کیفر کافران چنان است. quran_en_fa But if they cease, Allah is Oft-forgiving, Most Merciful. اگر از فتنه‌گری وجنگ بازایستند، یقینا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///اگر از فتنه‌گری وجنگ بازایستند، یقینا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///و اگر باز ایستادند، خدا آمرزنده و مهربان است.///پس اگر دست برداشتند، البته خدا آمرزنده‌ى مهربان است///و اگر بازایستادند، البته خدا آمرزنده مهربان است.///و اگر دست کشیدند، همانا خداوند آمرزنده و مهربان است.///پس اگر دست (از شرک و ستم) بدارند (از آنها درگذرید که) خدا آمرزنده و مهربان است.///و اگر دست برداشتند، خداوند آمرزگار مهربان است‌///و اگر خودداری کردند، خداوند آمرزنده و مهربان است.///و اگر دست کشیدند همانا خداوند است آمرزنده مهربان‌///پس اگر باز ایستادند، در نتیجه خدا پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa And fight them on until there is no more Tumult or oppression, and there prevail justice and faith in Allah; but if they cease, Let there be no hostility except to those who practise oppression. و با آنان بجنگید تا فتنه‌ای [چون شرک، بت پرستی و حاکمیت کفار] بر جای نماند و دین فقط ویژه خدا باشد. پس اگر بازایستند [به جنگ با آنان پایان دهید و از آن پس] تجاوزی جز بر ضد ستمکاران جایز نیست.///و با آنان بجنگید تا فتنه‌ای [چون شرک، بت پرستی و حاکمیت کفار] بر جای نماند و دین فقط ویژه خدا باشد. پس اگر بازایستند [به جنگ با آنان پایان دهید و از آن پس] تجاوزی جز بر ضد ستمکاران جایز نیست.///با آنها بجنگید تا دیگر فتنه‌اى نباشد و دین تنها دین خدا شود. ولى اگر از آیین خویش دست برداشتند، تجاوز جز بر ستمکاران روا نیست.///و با آنها بجنگید تا دیگر فتنه‌اى نباشد و دین ویژه‌ى خداى یکتا گردد، و اگر دست برداشتند، دشمنى جز بر ضد ستمگران [روا] نیست///با آنان بجنگید تا دیگر فتنه‌اى نباشد، و دین، مخصوص خدا شود. پس اگر دست برداشتند، تجاوز جز بر ستمکاران روا نیست.///و با آنها بجنگید تا فتنه و آشوبی باقى نماند و دین، تنها از آن خدا شود. پس اگر دست برداشتند، تعدى جز بر ستمکاران روا نیست.///و با کفار جهاد کنید تا فتنه و فساد از روی زمین برطرف شود و دین خدا حاکم باشد و بس، و اگر (از فتنه) دست کشیدند (با آنها عدالت کنید که) تجاوز جز بر ستمکاران روا نیست.///و با آنان چندان نبرد کنید که فتنه شرک باقی نماند، و دین فقط دین الهی باشد، و چون دست بداشتند، ستم نباید کرد مگر بر ستمگران‌///و با آنها پیکار کنید! تا فتنه (و بت پرستی، و سلب آزادی از مردم،) باقی نماند؛ و دین، مخصوص خدا گردد. پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتند، (مزاحم آنها نشوید! زیرا) تعدی جز بر ستمکاران روا نیست.///و نبرد کنید با ایشان تا نماند آشوبی و بشود دین از آن خدا پس اگر دست برداشتند همانا نیست ستمی مگر بر ستمگران‌///با آنان کشتار کنید، تا دیگر هیچ فتنه‌ای (در سراسر جهان و زمان اسلام) نباشد و طاعت مخصوص خدا باشد؛ پس اگر دست (از فتنه) برداشتند، (در این صورت) جز بر ستمکاران هیچ گونه تجاوزی روا نیست. quran_en_fa The prohibited month for the prohibited month,- and so for all things prohibited,- there is the law of equality. If then any one transgresses the prohibition against you, Transgress ye likewise against him. But fear Allah, and know that Allah is with those who restrain themselves. ماه حرام در برابر ماه حرام است [اگر دشمن حرمت آن را رعایت نکرد و با شما در آن جنگید، شما هم برای حفظ کیان خود در همان ماه با او بجنگید.] و همه حرمت‌ها دارای قصاص اند. پس هر که بر شما تعدی کرد، شما هم به مثل آن بر او تعدی کنید، و از خدا پروا نمایید، و بدانید که خدا با پروا پیشگان است.///ماه حرام در برابر ماه حرام است [اگر دشمن حرمت آن را رعایت نکرد و با شما در آن جنگید، شما هم برای حفظ کیان خود در همان ماه با او بجنگید.] و همه حرمت‌ها دارای قصاص اند. پس هر که بر شما تعدی کرد، شما هم به مثل آن بر او تعدی کنید، و از خدا پروا نمایید، و بدانید که خدا با پروا پیشگان است.///این ماه حرام در مقابل آن ماه حرام و شکستن ماه‌هاى حرام را قصاص است. پس هر کس بر شما تعدى کند. به همان اندازه تعدى‌اش بر او تعدى کنید و از خدا بترسید و بدانید که او با پرهیزگاران است.///ماه حرام در برابر ماه حرام است و حرمت [شکنى‌] ها قصاص دارد. پس هر که به شما تعدى کرد با او مقابله به مثل کنید و از خدا پروا دارید و بدانید که خدا با پرهیزکاران است///این ماه حرام در برابر آن ماه حرام است، و [هتک‌] حرمتها قصاص دارد. پس هر کس بر شما تعدى کرد، همان گونه که بر شما تعدى کرده، بر او تعدى کنید و از خدا پروا بدارید و بدانید که خدا با تقواپیشگان است.///ماه حرام در برابر ماه حرام، و [اگر دشمنان احترام آن را شکستند، شما نیز حق دارید مقابله به مثل کنید. زیرا] تمام حرمت‌ها [ى شکسته شده، قابل] قصاص است و هر کس به شما حمله کرد، به مانند آن تجاوز، بر او حمله کنید و از خدا بپرهیزید [و زیاده‌روى ننمایید] و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است.///ماه‌های حرام را در مقابل ماه‌های حرام قرار دهید، که اگر حرمت آن را نگاه نداشته و با شما قتال کنند شما نیز قصاص کنید. هر که به ستم بر شما دست دراز کند او را از پای در آورید به قدر ستمی که به شما رسانده است، و از خدا پروا کنید و بدانید که خدا با پرهیزکاران است.///ماه حرام در برابر ماه حرام است و حرمت [شکنی‌] ها را باید مقابله به مثل کرد، پس هرکس که ستم بر شما کرد، به همان گونه که بر شما ستم می‌کند، بر او «ستم» روا دارید و از خداوند پروا کنید و بدانید که او با پرهیزگاران است‌///ماه حرام، در برابر ماه حرام! (اگر دشمنان، احترام آن را شکستند، و در آن با شما جنگیدند، شما نیز حق دارید مقابله به مثل کنید.) و تمام حرامها، (قابل) قصاص است. و (به طور کلی) هر کس به شما تجاوز کرد، همانند آن بر او تعدی کنید! و از خدا بپرهیزید (و زیاده روی ننمایید)! و بدانید خدا با پرهیزکاران است!///ماه ارجمند (یا حرام) به ماه ارجمند و ارجمندیها (حرمتها) برابر است پس آن کس که تجاوز کند بر شما تجاوز کنید بر او برابر آنچه بر شما تجاوز کرده است و بترسید خدا را و بدانید که خدا است با پرهیزکاران‌///ماه حرام در برابر ماه حرام است و (هتک) حرمت‌ها (مورد) پیگیری است. پس هر کس بر شما تعدی کرد، همان گونه که بر شما تعدی کرده (همسان) بر او تعدی کنید و از خدا پروا بدارید و بدانید که خدا بی‌گمان با تقواپیشگان است. quran_en_fa And spend of your substance in the cause of Allah, and make not your own hands contribute to (your) destruction; but do good; for Allah loveth those who do good. و در راه خدا انفاق کنید و [با ترک این کار پسندیده، یا هزینه کردن مال در راه نامشروع] خود را به هلاکت نیندازید، ونیکی کنید که یقینا خدا نیکوکاران را دوست دارد.///و در راه خدا انفاق کنید و [با ترک این کار پسندیده، یا هزینه کردن مال در راه نامشروع] خود را به هلاکت نیندازید، ونیکی کنید که یقینا خدا نیکوکاران را دوست دارد.///در راه خدا انفاق کنید و خویشتن را به دست خویش به هلاکت میندازید و نیکى کنید که خدا نیکوکاران را دوست دارد.///و در راه خدا انفاق کنید، و خود را به دست خود به هلاکت نیفکنید، و نیکى کنید که خدا نیکوکاران را دوست دارد///و در راه خدا انفاق کنید، و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید، و نیکى کنید که خدا نیکوکاران را دوست مى‌دارد.///و در راه خدا انفاق کنید و خویش را به دست خود به هلاکت نیافکنید و نیکى کنید که خداوند نیکوکاران را دوست دارد.///و (از مال خود) در راه خدا انفاق کنید (لیکن نه به حد اسراف)، و خود را به مهلکه و خطر در نیفکنید، و نیکویی کنید که خدا نیکوکاران را دوست می‌دارد.///و در راه خدا هزینه کنید و خودتان را به دستان خویش به کام هلاکت نیندازید، و نیکی کنید که خداوند نیکوکاران را دوست دارد///و در راه خدا، انفاق کنید! و (با ترک انفاق،) خود را به دست خود، به هلاکت نیفکنید! و نیکی کنید! که خداوند، نیکوکاران را دوست می‌دارد.///و ببخشید در راه خدا و خود را با دست خود به پرتگاه نیفکنید و نکوئی کنید که خدا دوست دارد نکوکاران را///و در راه خدا انفاق کنید و با دست خود (خود یا دیگران را) به هلاکت میفکنید و نیکی کنید (که) خدا به‌راستی نیکوکاران را دوست می‌دارد. quran_en_fa And complete the Hajj or 'umra in the service of Allah. But if ye are prevented (From completing it), send an offering for sacrifice, such as ye may find, and do not shave your heads until the offering reaches the place of sacrifice. And if any of you is ill, or has an ailment in his scalp, (Necessitating shaving), (He should) in compensation either fast, or feed the poor, or offer sacrifice; and when ye are in peaceful conditions (again), if any one wishes to continue the 'umra on to the hajj, He must make an offering, such as he can afford, but if he cannot afford it, He should fast three days during the hajj and seven days on his return, Making ten days in all. This is for those whose household is not in (the precincts of) the Sacred Mosque. And fear Allah, and know that Allah Is strict in punishment. حج وعمره را برای خدا به پایان برید، و اگر [به علتی] از انجام آن ممنوع شدید، آنچه را از قربانی برای شما میسر است [قربانی کنید و از احرام در آیید]؛ و سر خود را نتراشید تا قربانی به محلش برسد؛ و از شما اگر کسی بیمار بود یا در سرش ناراحتی و آسیب داشت [و ناچار بود سر بتراشد، جایز است سر بتراشد و] کفاره‌ای چون روزه، یا صدقه یا قربانی بر عهده اوست. و هنگامی که [از علل ممنوعیت] در امان بودید، پس هر که با پایان بردن عمره تمتع به سوی حج تمتع رود، آنچه از قربانی میسر است [قربانی کند]. و کسی که قربانی نیابد، سه روز روزه، در همان سفر حج و هفت روز روزه، هنگامی که بازگشتید بر عهده اوست؛ این ده روز کامل است [و قابل کم و زیاد شدن نیست]. این وظیفه کسی است که [خود و] خانواده‌اش ساکن و مقیم [منطقه] مسجد الحرام نباشد. و از خدا پروا کنید و بدانید که خدا سخت کیفر است.///حج وعمره را برای خدا به پایان برید، و اگر [به علتی] از انجام آن ممنوع شدید، آنچه را از قربانی برای شما میسر است [قربانی کنید و از احرام در آیید]؛ و سر خود را نتراشید تا قربانی به محلش برسد؛ و از شما اگر کسی بیمار بود یا در سرش ناراحتی و آسیب داشت [و ناچار بود سر بتراشد، جایز است سر بتراشد و] کفاره‌ای چون روزه، یا صدقه یا قربانی بر عهده اوست. و هنگامی که [از علل ممنوعیت] در امان بودید، پس هر که با پایان بردن عمره تمتع به سوی حج تمتع رود، آنچه از قربانی میسر است [قربانی کند]. و کسی که قربانی نیابد، سه روز روزه، در همان سفر حج و هفت روز روزه، هنگامی که بازگشتید بر عهده اوست؛ این ده روز کامل است [و قابل کم و زیاد شدن نیست]. این وظیفه کسی است که [خود و] خانواده‌اش ساکن و مقیم [منطقه] مسجد الحرام نباشد. و از خدا پروا کنید و بدانید که خدا سخت کیفر است.///حج و عمره را براى خدا کامل به جاى آرید. و اگر شما را از حج بازداشتند، آن قدر که میسر است قربانى کنید و سر متراشید تا قربانى شما به قربانگاهش برسد. اگر یکى از شما بیمار یا در سرش آزارى بود به عنوان فدیه روزه بدارد یا صدقه دهد یا قربانى کند. و چون ایمن شوید، هر که از عمره تمتع به حج باز آید، آن قدر که او را میسر است قربانى کند. و هر که را قربانى میسر نشد سه روز در حج روزه بدارد و هفت روز چون از حج باز گردد، تا ده روز کامل شود. و این حکم براى کسى است که از مردم مکه نباشد. از خدا بترسید و بدانید که خدا به سختى عقوبت مى‌کند.///و حج و عمره را براى خدا به پایان برید، و اگر محاصره [یا ممنوع‌] شدید [و اتمام حج ممکن نشد] هر قربانى که میسر است فراهم کنید و سرهاى خود را نتراشید تا قربانى به قربانگاه برسد، پس هر که از شما بیمار است یا رنجى به سر دارد [و به ناچار سر بتراشد] پس///و براى خدا حج و عمره را به پایان رسانید، و اگر [به علت موانعى‌] بازداشته شدید، آنچه از قربانى میسر است [قربانى کنید]؛ و تا قربانى به قربانگاه نرسیده سر خود را متراشید؛ و هر کس از شما بیمار باشد یا در سر ناراحتیى داشته باشد [و ناچار شود در احرام سر بتراشد] به کفاره [آن، باید] روزه‌اى بدارد، یا صدقه‌اى دهد، یا قربانیى بکند؛ و چون ایمنى یافتید، پس هر کس از [اعمال‌] عمره به حج پرداخت، [باید] آنچه از قربانى میسر است [قربانى کند]، و آن کس که [قربانى] نیافت [باید] در هنگام حج، سه روز روزه [بدارد]؛ و چون برگشتید هفت [روز دیگر روزه بدارید]؛ این ده [روز] تمام است. این [حج تمتع] براى کسى است که اهل مسجد الحرام [=مکه‌] نباشد؛ و از خدا بترسید، و بدانید که خدا سخت‌کیفر است.///و حج و عمره را براى خدا به اتمام برسانید و اگر بازداشته شدید [و موانعى مانند بیمارى اجازه نداد که حج را کامل کنید، بر شماست] قربانى کردن آنچه فراهم است و سرهاى خود را نتراشید تا قربانى به قربانگاه برسد و اگر کسى از شما بیمار بود یا ناراحتى در سر داشت [و ناچار بود سر خود را زودتر بتراشد،] باید به عوض آن، روزه بگیرد یا صدقه بدهد و یا گوسفندى را ذبح کند. و چون [از بیمارى یا دشمن] در امان شدید، پس هر کس به دنبال عمره تمتع، حج را آغاز کرده، آنچه را از قربانى که میسر است [ذبح کند.] و هر کس که قربانى نیافت، سه روز در ایام حج و هفت روز به هنگامى که بازگشتید، روزه بدارد. این، ده روز کامل است. [البته] این [حج تمتع] براى کسى است که خاندانش ساکن [مکه و] مسجدالحرام نباشند. و از خدا پروا کنید و بدانید که خداوند سخت‌کیفر است.///و همه اعمال حج و عمره را برای خدا به پایان رسانید، و اگر ترس و منعی پیش آید قربانی کنید به آنچه مقدور و میسر است، و سر متراشید تا آن گاه که قربانی شما به محل ذبح برسد. و هر کس بیمار باشد یا سردرد بر او عارض شود (سر بتراشد و) از آن فدا دهد به روزه داشتن یا صدقه دادن یا کشتن گوسفند، و پس از آنکه ترس و منع بر طرف شود هر کس از عمره تمتع به حج باز آید هر چه میسر و مقدور است قربانی کند و هر کس به قربانی تمکن نیافت سه روز در ایام حج روزه بدارد و هفت روز هنگام مراجعت، که ده روز تمام شود. این عمل بر آن کس است که اهل شهر مکه نباشد. (به این احکام عمل کنید) و از نافرمانی خدا پروا کنید و بدانید که عذاب خدا سخت است.///و حج و عمره را خاص خداوند به پایان برید، و اگر بازداشته شدید، هر آنچه میسر باشد قربانی کنید، و سرتان را نتراشید، تا قربانی به قربانگاه برسد، آنگاه هرکس از شما که بیمار باشد یا سرش را آزاری رسیده باشد [و سر بتراشد] بر اوست که کفاره‌ای بدهد [که عبارت است از] یک روز روزه یا صدقه یا قربانی، و چون امن و آسایش یافتید، هرکس که از عمره آهنگ حج تمتع کند بر اوست که هر آنچه میسر باشد قربانی کند، و کسی که نیابد بر اوست سه روز روزه در ایام حج و هفت روز پس از بازگشتتان، و این یک ده کامل است، و اینها درباره کسی است که خانواده او اهل مسجدالحرام نباشد و از خداوند پروا کنید و بدانید که خدا سخت کیفر است‌///و حج و عمره را برای خدا به اتمام برسانید! و اگر محصور شدید، (و مانعی مانند ترس از دشمن یا بیماری، اجازه نداد که پس از احرام‌بستن، وارد مکه شوید،) آنچه از قربانی فراهم شود (ذبح کنید، و از احرام خارج شوید)! و سرهای خود را نتراشید، تا قربانی به محلش برسد (و در قربانگاه ذبح شود)! و اگر کسی از شما بیمار بود، و یا ناراحتی در سر داشت، (و ناچار بود سر خود را بتراشد،) باید فدیه و کفاره‌ای از قبیل روزه یا صدقه یا گوسفندی بدهد! و هنگامی که (از بیماری و دشمن) در امان بودید، هر کس با ختم عمره، حج را آغاز کند، آنچه از قربانی برای او میسر است (ذبح کند)! و هر که نیافت، سه روز در ایام حج، و هفت روز هنگامی که باز می‌گردید، روزه بدارد! این، ده روز کامل است. (البته) این برای کسی است که خانواده او، نزد مسجد الحرام نباشد [= اهل مکه و اطراف آن نباشد]. و از خدا بپرهیزید! و بدانید که او، سخت‌کیفر است!///به انجام رسانید حج و عمره را برای خدا و اگر بازداشته شدید پس آنچه فراهم شود از قربانی و نتراشید سرهای خویش را تا برسد قربانی به جایگاه خود و آن کس از شما که بیمار یا به او آزاری از سرش باشد پس فدیه‌ای از روزه یا صدقه یا قربانی تا گاهی که ایمن شدید پس هر کس متمتع شده است عمره را بسوی حج پس آنچه فراهم شود از قربانی و آنکس که نیابد پس روزه سه روز در حج و هفت روز گاهی که بازگردید اینک ده روز کامل این برای آن کس است که نیستند خاندان او نزدیک مسجد حرام و بترسید خدا را و بدانید که خداوند است سخت‌شکنجه‌///و برای خدا حج و عمره را به اتمام برسانید. پس اگر (به علت موانعی از آن) بازداشته شدید، آنچه از قربانی میسر است (قربانی کنید) و تا قربانی به قربان‌گاه نرسیده سر خود را متراشید؛ پس هر کس از شما بیمار بوده یا در سرش ناراحتی باشد (و ناچار شود در احرام سر نتراشد) در این صورت (به جای آن،) باید (به عنوان) فدیه، روزه‌ای بدارد یا صدقه‌ای بدهد یا عبادتی (دیگر، مناسب با حج، همچون قربانی انجام دهد). پس هنگامی که ایمنی یافتید، (پس) هر کس با عمره‌ی تمتع سوی حج رهسپار شد اینجا آنچه از قربانی میسر است (قربانی کند) و آن کس که (قربانی) نیافت (باید) در (ضمن) حج، سه روز روزه بدارد و چون برگشتید هفت روز دیگر (روزه بدارید). این ده، (روزهایی) کامل است (و) این (حج تمتع) برای کسی است که اهلش [: خود و کسانش] ساکن در مسجدالحرام [: مکه‌] نباشند. و از خدا بترسید و بدانید که خدا سخت‌کیفر است. quran_en_fa For Hajj are the months well known. If any one undertakes that duty therein, Let there be no obscenity, nor wickedness, nor wrangling in the Hajj. And whatever good ye do, (be sure) Allah knoweth it. And take a provision (With you) for the journey, but the best of provisions is right conduct. So fear Me, o ye that are wise. حج در ماه‌های معین و معلومی است [شوال، ذوالقعده، ذوالحجه] پس کسی که در این ماه‌ها حج را [با احرام بستن و تلبیه] بر خود واجب کرد، [بداند که] در حج، آمیزش با زنان و گناه و جدال [جایز] نیست. و آنچه از کار خیر انجام دهید خدا می‌داند. و به نفع خود توشه برگیرید که بهترین توشه، پرهیزکاری است و ای صاحبان خرد! از من پروا کنید.///حج در ماه‌های معین و معلومی است [شوال، ذوالقعده، ذوالحجه] پس کسی که در این ماه‌ها حج را [با احرام بستن و تلبیه] بر خود واجب کرد، [بداند که] در حج، آمیزش با زنان و گناه و جدال [جایز] نیست. و آنچه از کار خیر انجام دهید خدا می‌داند. و به نفع خود توشه برگیرید که بهترین توشه، پرهیزکاری است و ای صاحبان خرد! از من پروا کنید.///حج در ماه‌هاى معینى است. هر که در آن ماه‌ها این فریضه را ادا کند باید که در اثناى آن جماع نکند و فسقى از او سر نزند و مجادله نکند. هر کار نیکى که انجام مى‌دهید خدا از آن آگاه است. و توشه بردارید، که بهترین توشه‌ها پرهیزگارى است. اى خردمندان، از من بترسید.///حج در ماه‌هاى معینى است، پس هر که در آن ماه‌ها ملتزم به حج شد، همبسترى و نافرمانى و مجادله در اثناى حج ممنوع است، و هر چه نیکى کنید خدا آن را مى‌داند، و توشه بگیرید که بهترین توشه تقواست، و اى خردمندان از من پروا کنید///حج در ماههاى معینى است. پس هر کس در این [ماه‌] ها، حج را [برخود] واجب گرداند، [بداند که‌] در اثناى حج، همبسترى و گناه و جدال [روا] نیست، و هر کار نیکى انجام مى‌دهید، خدا آن را مى‌داند، و براى خود توشه برگیرید که در حقیقت، بهترین توشه، پرهیزگارى است، و اى خردمندان! از من پروا کنید.///حج [در] ماه‌هاى معینى است، پس هر که در این ماه‌ها فریضه‌ى حج را ادا می‌کند، [بداند که] آمیزش جنسى و گناه و جدال در حج روا نیست. و آنچه از کارهاى خیر انجام دهید، خدا مى‌داند. و زاد وتوشه تهیه کنید که البته بهترین زاد و توشه، تقواست. اى خردمندان! تنها از من پروا کنید.///حج (واجب) در ماههایی معین است، پس هر که در این ماهها حج می‌گزارد بایست آنچه میان زن و شوهر رواست ترک کند و کار ناروا (مانند دروغ و بدگویی) را ترک کند و مجادله نکند، و شما هر کار نیک کنید خدا بر آن آگاه است و توشه (تقوا برای راه آخرت) برگیرید که بهترین توشه این راه تقواست و از من پروا کنید ای صاحبان عقل.///[موسم‌] حج ماههای معین و معلومی است، و هرکس که در آن ماهها عهده‌دار حج شود، [باید بداند که‌] آمیزش جنسی، و نافرمانی و مجادله در حج روا نیست، و هر کار خیری که انجام می‌دهید خداوند آن را می‌داند، و توشه برگیرید [و بدانید] که بهترین توشه تقوا است، و ای خردمندان از من پروا کنید///حج، در ماه‌های معینی است! و کسانی که (با بستن احرام، و شروع به مناسک حج،) حج را بر خود فرض کرده‌اند، (باید بدانند که) در حج، آمیزش جنسی با زنان، و گناه و جدال نیست! و آنچه از کارهای نیک انجام دهید، خدا آن را می‌داند. و زاد و توشه تهیه کنید، که بهترین زاد و توشه، پرهیزکاری است! و از من بپرهیزید ای خردمندان!///حج ماه‌هائی است دانسته پس آنکه حج در آنها کند نه آمیزش نه نافرمانی و نه ستیزه‌کردنی است در حج و آنچه خوبی کنید میداندش خدا و توشه برگیرید که بهترین توشه‌ها تقوی است و بترسید مرا ای خردمندان‌///حج (در) ماه‌های معلوم است؛ پس هر کس حج را در آن‌ها (برخود) واجب گرداند (که محرم شود، بداند که) در اثنای حج، هرگز هیچ گونه کارهای شهوانی جنسی و نه هیچ فسقی و نه هیچ جدالی نیست‌. و هر کار نیکی انجام می‌دهید، خدا آن را می‌داند. و برای خود توشه برگیرید که در حقیقت بهترین توشه، پرهیزگاری است‌. و ای خردمندان! از من پروا کنید. quran_en_fa It is no crime in you if ye seek of the bounty of your Lord (during pilgrimage). Then when ye pour down from (Mount) Arafat, celebrate the praises of Allah at the Sacred Monument, and celebrate His praises as He has directed you, even though, before this, ye went astray. بر شما گناهی نیست که [در ایام حج] از پروردگارتان [به وسیله تجارت و داد و ستد] فضل و روزی و منافع مادی بطلبید. و هنگامی که از عرفات کوچ کردید، خدا را در مشعر الحرام یاد کنید. [آری] او را یاد کنید همان گونه که شما را هدایت کرد. و همانا شما پیش از این از گمراهان بودید.///بر شما گناهی نیست که [در ایام حج] از پروردگارتان [به وسیله تجارت و داد و ستد] فضل و روزی و منافع مادی بطلبید. و هنگامی که از عرفات کوچ کردید، خدا را در مشعر الحرام یاد کنید. [آری] او را یاد کنید همان گونه که شما را هدایت کرد. و همانا شما پیش از این از گمراهان بودید.///اگر به هنگام حج طالب روزى خدا باشید، مرتکب گناهى نشده‌اید، و چون از عرفات بازگشتید خدا را در مشعرالحرام یاد کنید، از آن رو که شما را هدایت کرده، در حالى که پیش از آن گمراه بوده‌اید.///مانعى نیست که [در سفر حج‌] از فضل پروردگار خویش روزى بجویید، و چون از عرفات کوچ کردید، در مشعر الحرام خدا را یاد کنید و او را یاد کنید همان‌گونه که شما را هدایت کرد، و محققا شما پیش‌تر، از گمراهان بودید. [و چیزى نمى‌دانستید]///بر شما گناهى نیست که [در سفر حج‌] از فضل پروردگارتان [روزى خویش‌] بجویید؛ پس چون از عرفات کوچ نمودید، خدا را در مشعر الحرام یاد کنید، و یادش کنید که شما را که پیشتر از بیراهان بودید، فرا راه آورد.///گناهى بر شما نیست که از فضل پروردگارتان [از راه تجارت در ایام حج] بهره گیرید. پس چون از عرفات کوچ کردید، خدا را در مشعرالحرام یاد کنید. و او را یاد کنید، به پاس آن که شما را هدایت نمود. و قطعا شما پیش از این، از گمراهان بودید.///باکی نیست که در هنگام حج کسب معاش کرده و از فضل خدا روزی طلبید، پس آن گاه که از عرفات بازگشتید در مشعر ذکر خدا کنید و به یاد خدا باشید که شما را پس از آنکه به ضلالت (کفر) بودید به راه هدایت آورد.///بر شما گناهی نیست که در طلب روزی پروردگارتان برآیید، و چون از عرفات روانه شدید، در مشعرالحرام خداوند را یاد کنید و یادش کنید که شما را که پیشترها از بیراهان بودید فراراه آورد///گناهی بر شما نیست که از فضل پروردگارتان (و از منافع اقتصادی در ایام حج) طلب کنید (که یکی از منافع حج، پی ریزی یک اقتصاد صحیح است). و هنگامی که از «عرفات» کوچ کردید، خدا را نزد «مشعر الحرام» یاد کنید! او را یاد کنید همان‌طور که شما را هدایت نمود و قطعا شما پیش از این، از گمراهان بودید.///نیست بر شما باکی که بخواهید فزونیی از پروردگار خود سپس گاهی که کوچ کردید از عرفات پس یاد خدا کنید نزد مشعر حرام و یاد او کنید بدانسان که رهبری کرد شما را و اگر چه بودید پیش از آن همانا از گمراهان‌///بر شما گناهی نیست که (در سفر حج) از فضل پروردگارتان بجویید. پس چون از عرفات کوچ نمودید، خدا را نزد مشعرالحرام یاد کنید و یادش کنید چنان که شما را هدایت کرد و گرچه پیش از آن بی‌گمان از گمراهان بوده‌اید. quran_en_fa Then pass on at a quick pace from the place whence it is usual for the multitude so to do, and ask for Allah's forgiveness. For Allah is Oft-forgiving, Most Merciful. سپس از همان جایی که مردم روانه می‌شوند [به سوی منی،] روانه شوید، و از خدا آمرزش بخواهید؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///سپس از همان جایی که مردم روانه می‌شوند [به سوی منی،] روانه شوید، و از خدا آمرزش بخواهید؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///سپس از آنجا که دیگر مردم بازمى‌گردند، شما نیز بازگردید و از خدا آمرزش بخواهید که آمرزنده و مهربان است.///آن‌گاه از همان جا که مردم روانه شدند روانه شوید و از خدا آمرزش بطلبید که خدا آمرزنده‌ى مهربان است///پس، از همان جا که [انبوه‌] مردم روانه مى‌شوند، شما نیز روانه شوید و از خداوند آمرزش خواهید که خدا آمرزنده مهربان است.///سپس از همان جا که مردم کوچ مى‌کنند، [به سوى سرزمین منى] کوچ کنید. و ازخداوند طلب آمرزش نمایید که خداوند آمرزنده‌ى مهربان است.///بعد از آن به طریقی که همه مسلمین باز می‌گردند رجوع کنید و از خدا طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده و مهربان است.///سپس از همانجا که مردم روانه می‌شوند شما هم روانه شوید و از خداوند آمرزش بخواهید، که خداوند آمرزگار مهربان است‌///سپس از همان‌جا که مردم کوچ می‌کنند، (به سوی سرزمین منی) کوچ کنید! و از خداوند، آمرزش بطلبید، که خدا آمرزنده مهربان است!///سپس کوچ کنید بدانسان که کوچ کردند مردم و استغفار کنید خدا را که خدا است آمرزنده مهربان‌///سپس، از همان جا که (انبوه) مردمان روانه می‌شوند، شما نیز روانه شوید و از خدا پوشش بخواهید که خدا همواره بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa So when ye have accomplished your holy rites, celebrate the praises of Allah, as ye used to celebrate the praises of your fathers,- yea, with far more Heart and soul. There are men who say: "Our Lord! Give us (Thy bounties) in this world!" but they will have no portion in the Hereafter. پس هنگامی که مناسک [حجتان] را انجام دادید، پس خدا را آن گونه که پدرانتان را یاد می‌کنید یا بهتر و بیشتر از آن یاد کنید. پس گروهی از مردم [کوتاه فکر] می‌گویند: پروردگارا! به ما در دنیا [کالای زندگی] عطا کن. و آنان را در آخرت هیچ بهره‌ای نیست.///پس هنگامی که مناسک [حجتان] را انجام دادید، پس خدا را آن گونه که پدرانتان را یاد می‌کنید یا بهتر و بیشتر از آن یاد کنید. پس گروهی از مردم [کوتاه فکر] می‌گویند: پروردگارا! به ما در دنیا [کالای زندگی] عطا کن. و آنان را در آخرت هیچ بهره‌ای نیست.///چون مناسکتان را به جاى آوردید، همچنان که پدران خویش را یاد مى‌کردید -حتى بیشتر از آن- خداى را یاد کنید. برخى از مردم مى‌گویند: اى پروردگار ما، ما را در دنیا چیزى بخش. اینان را در آخرت نصیبى نیست.///و چون اعمال خود را به انجام رساندید، خدا را آن‌سان که پدران خود را ذکر مى‌کنید یاد کنید بلکه بالاتر از آن. پس بعضى از مردم [دنیا طلب‌] مى‌گویند: پروردگارا! به ما در همین دنیا عطا کن، و او را در آخرت نصیبى نیست///و چون آداب ویژه حج خود را به جاى آوردید، همان گونه که پدران خود را به یاد مى‌آورید، یا با یادکردنى بیشتر، خدا را به یاد آورید. و از مردم کسى است که مى‌گوید: «پروردگارا، به ما، در همین دنیا عطا کن» و حال آنکه براى او در آخرت نصیبى نیست.///پس چون مناسک [حج] خود را انجام دادید، خدا را یاد کنید، همان‌گونه که پدران خویش را یاد مى‌کنید، بلکه بیشتر و بهتر از آن. پس بعضى ازمردم کسانى هستند که مى‌گویند: «خداوندا! به ما در دنیا عطا کن!» آنان در آخرت بهره‌اى ندارند.///پس آن گاه که اعمال حج را به جا آوردید، همان گونه که پدران خود را یاد می‌کنید بلکه بیش از آن خدا را یاد کنید (و هر حاجت دنیا و آخرت را از خدا بخواهید) بعضی مردم (کوتاه نظر از خدا تمنای متاع دنیوی تنها کنند و) گویند: پروردگارا، ما را از نعمتهای دنیا بهره‌مند ساز؛ و آنان را از نعمت آخرت نصیبی نیست.///و چون مناسکتان را به جای آوردید، همان گونه که نیاکانتان را یاد می‌کنید، یا بلکه بهتر و بیشتر از آن خداوند را یاد کنید، کسانی از مردم هستند که می‌گویند پروردگارا به ما در دنیا [چیزی‌] ببخش، و اینان در آخرت بهره‌ای ندارند///و هنگامی که مناسک (حج) خود را انجام دادید، خدا را یاد کنید، همانند یادآوری از پدرانتان (آن‌گونه که رسم آن زمان بود) بلکه از آن هم بیشتر! (در این مراسم، مردم دو گروهند:) بعضی از مردم می‌گویند: «خداوندا! به ما در دنیا، (*نیکی*) عطا کن!» ولی در آخرت، بهره‌ای ندارند.///و هنگامی که جای آوردید عبادات خویش را پس یاد کنید خدا را مانند یادکردن پدران خویش یا سخت‌تر و از مردم است کسی که گوید پروردگارا بده ما را در دنیا و نیستش در آخرت بهره‌ای‌///پس چون آداب ویژه‌ی حج خود را به جای آوردید، همان گونه که یادآور پدرانتانید -یا با یادی بیشتر- خدا را به یاد آورید. پس از مردمان کسی‌ (است که) می‌گوید: «پروردگارمان! به ما در (همین) دنیا (نعمت و برکت) عطا کن.» حال آنکه برای او در آخرت هرگز بهره‌ای نیست. quran_en_fa And there are men who say: "Our Lord! Give us good in this world and good in the Hereafter, and defend us from the torment of the Fire!" و گروهی از آنان می‌گویند: پروردگارا! به ما در دنیا نیکی و در آخرت هم نیکی عطا کن، و ما را از عذاب آتش نگاه دار.///و گروهی از آنان می‌گویند: پروردگارا! به ما در دنیا نیکی و در آخرت هم نیکی عطا کن، و ما را از عذاب آتش نگاه دار.///و برخى از مردم مى‌گویند: اى پروردگار ما، ما را، هم در دنیا خیرى بخش و هم در آخرت، و ما را از عذاب آتش نگه دار.///و برخى از آنها گویند: پروردگارا! ما را در دنیا نیکى و در آخرت نیکى عطا کن و ما را از آتش نگاه دار///و برخى از آنان مى‌گویند: «پروردگارا! در این دنیا به ما نیکى و در آخرت [نیز] نیکى عطا کن، و ما را از عذاب آتش [دور] نگه دار.»///[اما] بعضى از مردم مى‌گویند: «پروردگارا! در این دنیا به ما نیکى عطا کن و در آخرت نیز نیکى مرحمت فرما و ما را ازعذاب آتش نگه‌دار!»///و بعضی دیگر گویند: خدایا ما را از نعمتهای دنیا و آخرت هر دو بهره‌مند گردان و از عذاب آتش دوزخ نگاه دار.///و از ایشان کسانی هستند که می‌گویند پروردگارا به ما در دنیا بهره نیک و در آخرت هم بهره نیک عطا فرما و ما را از عذاب دوزخ درامان بدار///و بعضی می‌گویند: «پروردگارا! به ما در دنیا (*نیکی*) عطا کن! و در آخرت نیز (*نیکی*) مرحمت فرما! و ما را از عذاب آتش نگاه دار!»///و از آنان است آنکه گوید پروردگارا بده ما را در دنیا نکوئی و در آخرت نکوئی و نگهدار ما را از عذاب آتش‌///و از آنان کسی می‌گوید: «پروردگارمان! در این دنیا ما را (زندگی) نیکی بده، و در آخرت (نیز زندگی) نیکی ده و ما را از عذاب آتش (دور) نگه دار.» quran_en_fa To these will be allotted what they have earned; and Allah is quick in account. اینانند که از آنچه به دست آورده‌اند، نصیب و بهره فراوانی دارند، و خدا حسابرسی سریع است.///اینانند که از آنچه به دست آورده‌اند، نصیب و بهره فراوانی دارند، و خدا حسابرسی سریع است.///اینان از آنچه خواسته‌اند، بهره‌مند مى‌شوند و خدا به سرعت به حساب هر کس مى‌رسد.///آنها هستند که از دستاوردشان نصیبى خواهند داشت و خدا در حسابرسى، سریع است///آنانند که از دستاوردشان بهره‌اى خواهند داشت و خدا زودشمار است.///آنان از آنچه به دست آورده­اند، بهره و نصیبى دارند و خداوند به سرعت به حساب هر کس مى‌رسد.///هر یک از این دو فرقه از نتیجه اعمال خود بهره‌مند خواهند گشت و خدا به حساب همه زود رسیدگی کند.///اینانند که از کار و کردار خویش بهره‌ای می‌برند و خداوند زودشمار است‌///آنها از کار (و دعای) خود، نصیب و بهره‌ای دارند؛ و خداوند، سریع الحساب است.///آنان را است بهره‌ای از آنچه فراهم کردند و خدا است شتابنده در حساب‌///ایشانند که از آنچه به دست آوردند، آنچه بهره‌ای بزرگ خواهند داشت. و خدا زودشمار است. quran_en_fa Celebrate the praises of Allah during the Appointed Days. But if any one hastens to leave in two days, there is no blame on him, and if any one stays on, there is no blame on him, if his aim is to do right. Then fear Allah, and know that ye will surely be gathered unto Him. و خدا را در روزهای معلوم و معینی [که یازدهم، دوازدهم و سیزدهم ماه ذوالحجه ایام وقوف در منی است] یاد کنید. پس هر که در دو روز [واجبات منی را انجام دهد و به کوچ کردن از آن] شتاب ورزد، گناهی بر او نیست، و هر که [تا روز سوم] تأخیر کند، بر او هم گناهی نیست، [اختیار کردن وقوف در منی چه در دو روز، چه در سه روز] برای کسی است که [از محرمات احرام] پرهیز کرده است. و از خدا پروا کنید و بدانید که یقینا همه شما به سوی او محشور خواهید شد.///و خدا را در روزهای معلوم و معینی [که یازدهم، دوازدهم و سیزدهم ماه ذوالحجه ایام وقوف در منی است] یاد کنید. پس هر که در دو روز [واجبات منی را انجام دهد و به کوچ کردن از آن] شتاب ورزد، گناهی بر او نیست، و هر که [تا روز سوم] تأخیر کند، بر او هم گناهی نیست، [اختیار کردن وقوف در منی چه در دو روز، چه در سه روز] برای کسی است که [از محرمات احرام] پرهیز کرده است. و از خدا پروا کنید و بدانید که یقینا همه شما به سوی او محشور خواهید شد.///خداوند را در روزهایى چند یاد کنید، و هر که در دو روز شتاب کند، مرتکب گناهى نشده است. هر پرهیزگارى هم که تأخیر کند گناهى نکرده است. از خدا بترسید و بدانید که همگان به پیشگاه وى گرد مى‌آیید.///و خدا را در روزهاى معینى یاد کنید پس هر که شتاب کند [و اعمال را] در دو روز انجام دهد گناهى بر او نیست، و نیز هر که [تا روز سوم‌] تأخیر کند گناهى بر او نیست، [این‌] براى کسى است که تقوا پیشه کند. و از خدا پروا کنید و بدانید که بى‌تردید شما به سوى ا///و خدا را در روزهایى معین یاد کنید، پس هر کس شتاب کند [و اعمال را] در دو روز [انجام دهد]، گناهى بر او نیست، و هر که تأخیر کند [و اعمال را در سه روز انجام دهد] گناهى بر او نیست. [این اختیار] براى کسى است که [از محرمات‌] پرهیز کرده باشد. و از خدا پروا کنید و بدانید که شما را به سوى او گرد خواهد آورد.///و خدا را در روزهاى معینى یاد کنید، پس هر کس شتاب کند [و اعمال منى را] در دو روز [انجام دهد،] گناهى بر او نیست و هر که تأخیر کند [و اعمال را در سه روز انجام دهد نیز،] گناهى بر او نیست. [البته این اختیار] براى کسى است که [از محرمات احرام] پرهیز کرده باشد. و از خدا پروا کنید و بدانید شما به سوى او محشور خواهید شد.///و خدا را یاد کنید (به ذکر تکبیر) در چند روزی معین (ایام تشریق) پس هر که شتاب کند و اعمال را در دو روز انجام دهد گناه نکرده، و هر که تأخیر کند نیز گناه نکرده. این حکم برای کسی است که (از هر گناه یا از محرمات احرام) پرهیزکار بوده است، و از خدا بترسید و بدانید که به سوی خدا باز خواهید گشت.///و خداوند را در روزهای اندکشمار [تشریق‌] یاد کنید و هرکس شتاب کند [و اعمال را در دو روز انجام دهد] بر او گناهی نیست و هرکس تاخیر کند [و در سه روز انجام دهد] بر او هم گناهی نیست چون تقوا ورزد، و از خداوند پروا کنید و بدانید که به نزد او محشور خواهید شد///و خدا را در روزهای معینی یاد کنید! (روزهای ۱۱ و ۱۲ و ۱۳ ماه ذی حجه). و هر کس شتاب کند، (و ذکر خدا را) در دو روز انجام دهد، گناهی بر او نیست، و هر که تأخیر کند، (و سه روز انجام دهد نیز) گناهی بر او نیست؛ برای کسی که تقوا پیشه کند. و از خدا بپرهیزید! و بدانید شما به سوی او محشور خواهید شد!///و یاد کنید خدا را روزهائی چند پس آن کس که بشتابد در دو روز نیست بر او گناهی و آن کس که دیر کند نیست بر او گناهی برای آن کس که پرهیز کرده است و بترسید خدا را و بدانید که بسوی او گرد آورده شوید///و خدا را در روزهایی برشمرده [: منی] یاد کنید؛ پس هر کس در دو روز شتاب کند، (و اعمال منی را در آن دو روز انجام دهد) هیچ گناهی بر او نیست، و (نیز) هر که تأخیر کند (و اعمال منی را در سه روز انجام دهد) هیچ گناهی بر او نیست (و این اختیار) برای کسی (است) که (از محرمات در حال احرام حج تا کنون) پرهیز کرده باشد (وگرنه سه روز باید در منی بماند). و از خدا پروا کنید و بدانید که شما تنها سوی او گردآورده خواهید شد. quran_en_fa There is the type of man whose speech about this world's life May dazzle thee, and he calls Allah to witness about what is in his heart; yet is he the most contentious of enemies. و از مردم کسی است که گفتارش در زندگی دنیا تو را خوش آید، و [برای اینکه چنین وانمود کند که زبانش با دلش یکی است] خدا را بر آنچه در دل دارد شاهد می‌گیرد، در حالی که سرسخت‌ترین دشمنان است.///و از مردم کسی است که گفتارش در زندگی دنیا تو را خوش آید، و [برای اینکه چنین وانمود کند که زبانش با دلش یکی است] خدا را بر آنچه در دل دارد شاهد می‌گیرد، در حالی که سرسخت‌ترین دشمنان است.///در این دنیا کسى است از مردم که خدا را به درستى اعتقاد خویش گواه مى‌گیرد و تو را سخنش درباره زندگى این دنیا به شگفت مى‌دارد، در حالى که کینه‌توزترین دشمنان است.///و از مردم کسى است که گفتار او در باره‌ى زندگى دنیا [و پارسایى‌] مایه اعجاب توست و خدا را بدانچه که در دل دارد گواه مى‌گیرد، و حال آن که او لجوج‌ترین دشمنان است///و از میان مردم کسى است که در زندگى این دنیا سخنش تو را به تعجب وامى‌دارد، و خدا را بر آنچه در دل دارد گواه مى‌گیرد، و حال آنکه او سخت‌ترین دشمنان است.///و گفتار بعضى از مردم درباره‌ی زندگى دنیا، مایه‌ى اعجاب تو مى‌شود و خداوند را بر آنچه در دل دارد، گواه مى‌گیرد [در حالى که] او سرسخت‌ترین دشمنان است.///و از مردم کس هست که تو را از گفتار دلفریب خود به شگفت آرد (تا از دروغ به متاع دنیا رسد) و خدا را به راستی نیت خود گواه گیرد حال آنکه این کس بدترین دشمن (اسلام) است.///و کسی از مردمان هست که سخنش درباره زندگانی دنیا تو را به شگفتی می‌اندازد، و خداوند را بر آنچه در دل دارد گواه می‌گیرد، و حال آنکه بسیار کینه‌توز است‌///و از مردم، کسانی هستند که گفتار آنان، در زندگی دنیا مایه اعجاب تو می‌شود؛ (در ظاهر، اظهار محبت شدید می‌کنند) و خدا را بر آنچه در دل دارند گواه می‌گیرند. (این در حالی است که) آنان، سرسخت‌ترین دشمنانند.///و از مردم است آنکه شگفت آورد تو را سخنش در زندگانی دنیا و گواه گیرد خدا را بر آنچه در دل او است و او است سخت‌ترین دشمنان‌///و از مردم کسی است که در زندگی (این) دنیا سخنش تو را به شگفتی می‌آورد و خدا را بر آنچه در دل دارد گواه می‌گیرد؛ و حال آنکه او سخت‌ترین دشمنان (خدا و مردم) است. quran_en_fa When he turns his back, His aim everywhere is to spread mischief through the earth and destroy crops and cattle. But Allah loveth not mischief. و هنگامی که [چنین دشمن سرسختی] قدرت و حکومتی یابد، می‌کوشد که در زمین فساد و تباهی به بار آورد، و زراعت و نسل را نابود کند؛ و خدا فساد و تباهی را دوست ندارد.///و هنگامی که [چنین دشمن سرسختی] قدرت و حکومتی یابد، می‌کوشد که در زمین فساد و تباهی به بار آورد، و زراعت و نسل را نابود کند؛ و خدا فساد و تباهی را دوست ندارد.///چون از نزد تو بازگردد، در زمین فساد کند و کشتزارها و دامها را نابود سازد، و خدا فساد را دوست ندارد.///و چون بازگردد [یا به مقامى رسد] بکوشد تا در زمین فساد کند و کشت و نسل را تباه نماید، و خدا فساد را دوست ندارد///و چون برگردد [یا ریاستى یابد] کوشش مى‌کند که در زمین فساد نماید و کشت و نسل را نابود سازد، و خداوند تباهکارى را دوست ندارد.///و چون از تو روى گرداند [یا به قدرت و حکومت رسد]، براى فساد در زمین تلاش می­کند و کشت و زرع و نسل انسان را نابود می­سازد و خداوند فساد و تبهکاری را دوست ندارد.///و چون از حضور تو دور شود کارش فتنه و فساد در زمین است و بکوشد تا حاصل خلق به باد فنا دهد و نسل (بشر) را قطع کند؛ و خدا فساد را دوست ندارد.///و چون دست یابد می‌کوشد که در این سرزمین فتنه و فساد برپا کند و زراعت و دام را نابود می‌کند، و خداوند فساد را دوست ندارد///(نشانه آن، این است که) هنگامی که روی برمی‌گردانند (و از نزد تو خارج می‌شوند)، در راه فساد در زمین، کوشش می‌کنند، و زراعتها و چهارپایان را نابود می‌سازند؛ (با اینکه می‌دانند) خدا فساد را دوست نمی‌دارد.///و هرگاه پشت کند بکوشد در زمین تا فساد کند در آن و نابود کند کشت و نژاد را و خدا را خوش نیاید فساد///و چون روی گرداند و یا سلطه‌ای به دست آورد، در زمین همی‌کوشد که افساد کند و کشت و نسل را نابود سازد. و خدا فساد را دوست نمی‌دارد. quran_en_fa When it is said to him, "Fear Allah", He is led by arrogance to (more) crime. Enough for him is Hell;-An evil bed indeed (To lie on)! و چون به او گویند: از خدا پروا کن، غرور و سرسختی و تعصب و لجاجت، او را به گناه وا می‌دارد؛ پس دوزخ او را بس است، و یقینا بد جایگاهی است.///و چون به او گویند: از خدا پروا کن، غرور و سرسختی و تعصب و لجاجت، او را به گناه وا می‌دارد؛ پس دوزخ او را بس است، و یقینا بد جایگاهی است.///و چون به او گویند که از خدا بترس، خودخواهى‌اش او را به گناه کشاند. جهنم، آن آرامگاه بد، او را بس باشد.///و چون به او گفته شود: از خدا پروا کن! نخوت او را به گناه کشاند، پس جهنم او را بس است و چه بد بسترى است///و چون به او گفته شود: «از خدا پروا کن» نخوت، وى را به گناه کشاند. پس جهنم براى او بس است، و چه بد بسترى است.///و هنگامى که به او گفته شود: «از خداى پروا کن!» غرور و نخوت، او را به گناه می‌کشاند. پس آتش دوزخ براى او کافى است و چه بد جایگاهى است!///و چون او را (به نصیحت) گویند: از خدا بترس، خود پسندی او را به بدکاری برانگیزد (و پند نشنود). جهنم او را کفایت کند که آرامگاه بدی است.///و چون به او گفته شد از خداوند پروا کن، خود بزرگ‌بینی او را به گنهکاری کشاند، جهنم سزای او بس است و چه بد آرامگاهی است‌///و هنگامی که به آنها گفته شود: «از خدا بترسید!» (لجاجت آنان بیشتر می‌شود)، و لجاجت و تعصب، آنها را به گناه می‌کشاند. آتش دوزخ برای آنان کافی است؛ و چه بد جایگاهی است!///و هرگاه بدو گفته شود بترس از خدا بگیردش تکبر به گناه بس است وی را دوزخ و چه زشت است آرامشگاه‌///و هنگامی که به او گفته شود: «از خدا پروا کن‌»، نخوت، وی را به گناه - تأخیرکننده‌ی خیر - می‌کشاند. پس جهنم برای او بس است، و (این) همواره چه بد آرامگاهی است. quran_en_fa And there is the type of man who gives his life to earn the pleasure of Allah: And Allah is full of kindness to (His) devotees. و از مردم کسی است که جانش را برای خشنودی خدا می‌فروشد [مانند امیرالمؤمنین (علیه السلام)] و خدا به بندگان مهربان است.///و از مردم کسی است که جانش را برای خشنودی خدا می‌فروشد [مانند امیرالمؤمنین (علیه السلام)] و خدا به بندگان مهربان است.///کسى دیگر از مردم براى جستن خشنودى خدا جان خویش را فدا کند. خدا بر این بندگان مهربان است.///و از مردم کسى است که در طلب رضاى خدا از سر جان مى‌گذرد، [چون على در بستر پیامبر] و خدا به بندگان مهربان است///و از میان مردم کسى است که جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى‌فروشد، و خدا نسبت به [این‌] بندگان مهربان است.///و از میان مردم کسى است که جان خود را براى کسب خشنودى خدا مى‌فروشد و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.///و بعضی از مردم از جان خود در راه رضای خدا درگذرند؛ و خدا با چنین بندگان رئوف و مهربان است.///و نیز از مردمان کسی هست که در طلب خشنودی خداوند از سر جان برمی‌خیزد، و خداوند به بندگانش رئوف است‌///بعضی از مردم (با ایمان و فداکار، همچون علی (ع) در «لیلة المبیت» به هنگام خفتن در جایگاه پیغمبر ص)، جان خود را به خاطر خشنودی خدا می‌فروشند؛ و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.///و از مردم است آنکه بفروشد خود را در پی خوشنودی خدا و خداوند است مهربان به بندگان‌///و از مردمان کسی است که جان خود را برای طلب خشنودی خدا می‌فروشد. و خدا نسبت به بندگان بسی مهربان است. quran_en_fa O ye who believe! Enter into Islam whole-heartedly; and follow not the footsteps of the evil one; for he is to you an avowed enemy. ای اهل ایمان! همگی در عرصه تسلیم و فرمان بری [از خدا] در آیید، و از گام‌های شیطان پیروی نکنید، که او نسبت به شما دشمنی آشکار است.///ای اهل ایمان! همگی در عرصه تسلیم و فرمان بری [از خدا] در آیید، و از گام‌های شیطان پیروی نکنید، که او نسبت به شما دشمنی آشکار است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، همگان به اطاعت درآیید و پاى به جاى پاى شیطان مگذارید که او دشمن آشکار شماست.///اى کسانى که ایمان دارید! همگى به طاعت خدا درآیید و گام‌هاى شیطان را دنبال نکنید که او براى شما دشمنى آشکار است///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، همگى به اطاعت [خدا] درآیید، و گامهاى شیطان را دنبال مکنید که او براى شما دشمنى آشکار است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! همگى در صلح و آشتى درآیید و گام‌هاى شیطان را پیروى نکنید که او دشمن آشکار شماست.///ای اهل ایمان، همه متفقا در مقام تسلیم خدا در آیید و از وساوس شیطان پیروی مکنید که او همانا شما را دشمنی آشکار است.///ای مؤمنان همگی از در ایمان و اطاعت [اسلام‌] درآیید و از گامهای شیطان پیروی مکنید که او دشمن آشکار شماست‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید همگی در صلح و آشتی درآیید! و از گامهای شیطان، پیروی نکنید؛ که او دشمن آشکار شماست‌///ای گروه مؤمنان اندرآئید به صلح همگی و پیروی نکنید گامهای شیطان را که او است برای شما دشمنی آشکار///هان ای کسانی که ایمان آوردید! در سلم و سلامتی درآیید، در حالی که (این سلم) نگهبان شماست؛ و گام‌های شیطان را دنبال مکنید، (که) همواره او برای شما دشمنی آشکارگر است. quran_en_fa If ye backslide after the clear (Signs) have come to you, then know that Allah is Exalted in Power, Wise. پس اگر بعد از آنکه دلایل و نشانه‌های روشن برای شما آمد، لغزیدید [و به شرک و کفر روی کردید] نهایتا بدانید که خدا [در انتقام از شما] توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///پس اگر بعد از آنکه دلایل و نشانه‌های روشن برای شما آمد، لغزیدید [و به شرک و کفر روی کردید] نهایتا بدانید که خدا [در انتقام از شما] توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///هرگاه پس از آن که این آیات روشن خدا به شما رسید، در ایمان خویش لغزشى یافتید، بدانید که خدا پیروزمند و حکیم است.///و اگر پس از روشنگرى‌هایى که سوى شما آمد کجروى کنید بدانید که خدا شکست‌ناپذیر و حکیم است///و اگر پس از آنکه براى شما دلایل آشکار آمد، دستخوش لغزش شدید، بدانید که خداوند تواناى حکیم است.///و اگر بعد از آن که نشانه‌هاى روشن براى شما آمد، دچار لغزش شدید، بدانید که خداوند عزیز و حکیم است.///پس اگر باز به راه خطا رفتید با وجود آنکه ادله روشن از جانب خدا برای شما آمد، در این صورت بدانید که خدا (بر انتقام خطا کاران) توانا و دانا است.///و اگر بعد از روشنگریهایی که برایتان نازل شده است، کژروی کنید، بدانید که خداوند پیروزمند فرزانه است‌///و اگر بعد از این همه نشانه‌های روشن، که برای شما آمده است، لغزش کردید (و گمراه شدید)، بدانید (از چنگال عدالت خدا، فرار نتوانید کرد؛) که خداوند، توانا و حکیم است.///و اگر لغزیدید از پس آنکه بیامده است شما را نشانیها پس بدانید که خدا است عزتمند حکیم‌///پس اگر- بعد از آنکه برای شما دلایل آشکار آمد - دچار لغزشی شدید، بدانید که خدا همواره بسیار با عزت و حکمت است. quran_en_fa Will they wait until Allah comes to them in canopies of clouds, with angels (in His train) and the question is (thus) settled? but to Allah do all questions go back (for decision). آیا [اهل لغزش و پیروان شیطان] جز این را انتظار دارند که [عذاب] خدا و فرشتگان [مأمور عذاب] در سایبان هایی از ابر به سوی آنان آیند و کار نابودی آنان تمام شود؟ و همه کارها به سوی خدا بازگردانده می‌شود.///آیا [اهل لغزش و پیروان شیطان] جز این را انتظار دارند که [عذاب] خدا و فرشتگان [مأمور عذاب] در سایبان هایی از ابر به سوی آنان آیند و کار نابودی آنان تمام شود؟ و همه کارها به سوی خدا بازگردانده می‌شود.///آیا اینان منتظر آن هستند که خدا با فرشتگان در زیر سایبانى از ابر نزدشان بیاید و کار یکسره شود؟ حال آنکه خدا مرجع همه کارهاست.///آیا منتظرند که [عذاب‌] خدا در سایه‌هایى از ابر و فرشتگان به سراغ آنها بیاید و کار یکسره شود؟ و همه کارها به خدا باز گردانده مى‌شود///مگر انتظار آنان غیر از این است که خدا و فرشتگان، در [زیر] سایبانهایى از ابر سپید به سوى آنان بیایند و کار [داورى‌] یکسره شود؟ و کارها به سوى خدا بازگردانده مى‌شود.///آیا [مشرکان] انتظار دارند که خداوند و فرشتگان در سایبان­هایی از ابر به سوى آنها بیایند [و دلایل تازه‌اى در اختیارشان بگذارند]؟! و [چون آنها مخالفت کنند،] کار خاتمه یابد؟ در حالى که همه امور به سوى خدا بازمى‌گردد.///آیا کافران جز این انتظار دارند که خدا با ملائکه در پرده‌های ابر بر آنها در آید و حکم (قهر خدا به کیفر کافران) فرا رسد؟ و کارها همه به سوی خدا باز گردد.///[گویی‌] جز این انتظار ندارند که خدا و فرشتگان در سایبانهای ابر به دید آنان بیایند، ولی کار [به نحو دیگر] سامان یافته است و سرانجام کارها به خدا باز می‌گردد///آیا (پیروان فرمان شیطان، پس از این همه نشانه‌ها و برنامه‌های روشن) انتظار دارند که خداوند و فرشتگان، در سایه‌هائی از ابرها به سوی آنان بیایند (و دلایل تازه‌ای در اختیارشان بگذارند؟! با اینکه چنین چیزی محال است!) و همه چیز انجام شده، و همه کارها به سوی خدا بازمی‌گردد.///آیا انتظار دارند جز آنکه بیایدشان خدا در سایبانهائی از ابر و فرشتگان و بگذرد کار و بسوی خدا بازگردانیده شوند کارها///آیا انتظار و نگرش اینان جز این است که خدا در (زیر) سایبان‌هایی از ابر سویشان بیاید، و فرشتگان هم (بیایند)؛ و کار (داوری) یکسره تمام شد؟ و همه‌ی کارها، فرمان‌ها و چیزها سوی خدا باز می‌گردند. quran_en_fa Ask the Children of Israel how many clear (Signs) We have sent them. But if any one, after Allah's favour has come to him, substitutes (something else), Allah is strict in punishment. از بنی اسرائیل بپرس: چه بسیار نشانه‌های روشن به آنان عطا کردیم، و هرکس نعمت [هدایت] خدا را پس از آنکه به او رسید، تبدیل [به کفر] کند، [بداند] که یقینا خدا سخت کیفر است.///از بنی اسرائیل بپرس: چه بسیار نشانه‌های روشن به آنان عطا کردیم، و هرکس نعمت [هدایت] خدا را پس از آنکه به او رسید، تبدیل [به کفر] کند، [بداند] که یقینا خدا سخت کیفر است.///از بنى اسرائیل بپرس که ایشان را چه آیات روشنى دادیم. هر کس که نعمتى را که خدا به او عنایت کرده است دگرگون سازد، بداند که عقوبت او سخت است.///از بنى اسرائیل بپرس چه بسیار شواهد روشنى براى آنها فرستادیم. و هر که نعمت خدا را بعد از آن که سوى او آمد تغییر دهد [بداند که‌] بى‌تردید خدا سخت کیفر است///از فرزندان اسرائیل بپرس: چه بسیار نشانه‌هاى روشنى به آنان دادیم و هر کس نعمت خدا را -پس از آنکه براى او آمد- [به کفران‌] بدل کند، خدا سخت‌کیفر است.///از بنى‌اسرائیل بپرس که چه اندازه دلایل روشن به آنها دادیم [و آنان کفران کردند]؟ و هر کس نعمت [هدایت] خدا را پس از آن که به سراغ او آمد، [کفران و] تبدیل کند همانا خداوند سخت‌کیفر است.///(ای پیغمبر) از بنی اسرائیل سؤال کن که ما چقدر آیات و ادله روشن بر آنها آوردیم! و هر کس پس از آنکه نعمت و هدایتی که خدا به او داد آن را به کفر مبدل کند (بداند که) عقاب خدا بر کافران بسیار سخت است.///از بنی‌اسرائیل بپرس چه بسیار معجزه آشکار به آنان [نشان‌] دادیم و هرکس نعمت الهی را پس از آنکه نصیبش شد، دگرگون سازد [بداند] که خداوند سخت کیفر است‌///از بنی اسرائیل بپرس: «چه اندازه نشانه‌های روشن به آنها دادیم؟» (ولی آنان، نعمتها و امکانات مادی و معنوی را که خداوند در اختیارشان گذاشته بود، در راه غلط به کار گرفتند.) و کسی که نعمت خدا را، پس از آن که به سراغش آمد، تبدیل کند (و در مسیر خلاف به کار گیرد، گرفتار عذاب شدید الهی خواهد شد) که خداوند شدید العقاب است.///بپرس بنی‌اسرائیل را چند آوردیمشان از آیتهای پدیدار و کسی که تبدیل کند نعمت خدا را پس از آنکه بیامدستش همانا خدا است سخت‌شکنجه‌///از فرزندان اسرائیل بپرس (که) چه بسیار از نشانه‌های روشنی (که) به آنان دادیم. و هر کس نعمت خدا را - پس از آنکه برایش آمد - (به کفر یا کفران) تبدیل کند، پس خدا همواره سخت‌کیفر است. quran_en_fa The life of this world is alluring to those who reject faith, and they scoff at those who believe. But the righteous will be above them on the Day of Resurrection; for Allah bestows His abundance without measure on whom He will. زندگی [زودگذر] دنیا برای کافران آراسته شده، و [به این سبب] مؤمنان را مسخره می‌کنند، در حالی که پروا پیشگان در روز قیامت [از هر جهت] برتر از آنان هستند، و خدا هر که را بخواهد، بی حساب روزی می‌دهد.///زندگی [زودگذر] دنیا برای کافران آراسته شده، و [به این سبب] مؤمنان را مسخره می‌کنند، در حالی که پروا پیشگان در روز قیامت [از هر جهت] برتر از آنان هستند، و خدا هر که را بخواهد، بی حساب روزی می‌دهد.///براى کافران زندگى اینجهانى آراسته شده است و مؤمنان را به ریشخند مى‌گیرند. آنان که از خدا مى‌ترسند در روز قیامت بر فراز کافران هستند، و خدا هرکس را که بخواهد بى‌حساب روزى مى‌دهد.///زندگى دنیا براى کافران زینت یافته و [لذا] مؤمنان را مسخره مى‌کنند، و کسانى که تقوا پیشه کردند، روز رستاخیز فوق آنها هستند و خدا هر که را خواهد بى‌حساب روزى مى‌دهد///زندگى دنیا در چشم کافران آراسته شده است، و مؤمنان را ریشخند مى‌کنند و [حال آنکه‌] کسانى که تقواپیشه بوده‌اند، در روز رستاخیز، از آنان برترند و خدا به هر که بخواهد، بى‌شمار روزى مى‌دهد.///زندگى دنیا، در چشم کافران جلوه یافته است و افراد باایمان را مسخره مى‌کنند. در حالى که مؤمنان و پرهیزکاران در قیامت از آنها برترند. و خداوند هر کس را بخواهد، روزى بى‌شمار مرحمت مى‌کند.///حیات (عاریت و متاع) دنیوی برای کافران جلوه نمود و آنها اهل ایمان را فسوس و مسخره می‌کنند ولی مقام تقوا پیشگان روز قیامت برتر از کافران است، و خدا به هر که خواهد روزی بی‌حساب بخشد.///زندگانی دنیا در چشم کافران آراسته شده است و مؤمنان را ریشخند می‌کنند، و [حال آنکه‌] پرهیزگاران در روز قیامت از آنان برتراند، و خداوند هرکس را بخواهد بی‌حساب روزی می‌بخشد///زندگی دنیا برای کافران زینت داده شده است، از این‌رو افراد باایمان را (که گاهی دستشان تهی است)، مسخره می‌کنند؛ در حالی که پرهیزگاران در قیامت، بالاتر از آنان هستند؛ (چراکه ارزشهای حقیقی در آنجا آشکار می‌گردد، و صورت عینی به خود می‌گیرد؛) و خداوند، هر کس را بخواهد بدون حساب روزی می‌دهد.///آراسته شد برای کافران زندگانی دنیا و مسخره کنند به مؤمنان و آنان که پرهیزکاری کرده‌اند برتر از ایشانند روز قیامت و خدا روزی دهد هر که را که خواهد بی‌حساب‌///زندگی دنیا در چشم کافران آراسته شده، در حالی که مؤمنان را مسخره می‌کنند؛ و کسانی که تقواپیشه بوده‌اند در روز رستاخیز بالادست آنانند. و خدا هر که را خواهد، بی‌شمار روزی می‌دهد. quran_en_fa Mankind was one single nation, and Allah sent Messengers with glad tidings and warnings; and with them He sent the Book in truth, to judge between people in matters wherein they differed; but the People of the Book, after the clear Signs came to them, did not differ among themselves, except through selfish contumacy. Allah by His Grace Guided the believers to the Truth, concerning that wherein they differed. For Allah guided whom He will to a path that is straight. مردم [در ابتدای تشکیل اجتماع] گروهی واحد و یک دست بودند [و اختلاف و تضادی در امور زندگی نداشتند]، پس [از پدید آمدن اختلاف و تضاد] خدا پیامبرانی را مژده دهنده و بیم رسان برانگیخت، و با آنان به درستی و راستی کتاب را نازل کرد، تا میان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند، داوری کند. [آن گاه در خود کتاب اختلاف پدید شد] و اختلاف را در آن پدید نیاوردند مگر کسانی که به آنان کتاب داده شد، [این اختلاف] بعد از دلایل و برهان‌های روشن و آشکاری بود که برای آنان آمد، [و سبب آن] برتری جویی و حسد در میان خودشان بود. پس خدا اهل ایمان را به توفیق خود، به حقی که در آن اختلاف کردند، راهنمایی کرد. و خدا هر که را بخواهد به راهی راست هدایت می‌کند.///مردم [در ابتدای تشکیل اجتماع] گروهی واحد و یک دست بودند [و اختلاف و تضادی در امور زندگی نداشتند]، پس [از پدید آمدن اختلاف و تضاد] خدا پیامبرانی را مژده دهنده و بیم رسان برانگیخت، و با آنان به درستی و راستی کتاب را نازل کرد، تا میان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند، داوری کند. [آن گاه در خود کتاب اختلاف پدید شد] و اختلاف را در آن پدید نیاوردند مگر کسانی که به آنان کتاب داده شد، [این اختلاف] بعد از دلایل و برهان‌های روشن و آشکاری بود که برای آنان آمد، [و سبب آن] برتری جویی و حسد در میان خودشان بود. پس خدا اهل ایمان را به توفیق خود، به حقی که در آن اختلاف کردند، راهنمایی کرد. و خدا هر که را بخواهد به راهی راست هدایت می‌کند.///مردم یک امت بودند، پس خدا پیامبران بشارت‌دهنده و ترساننده را بفرستاد، و بر آنها کتاب بر حق نازل کرد تا آن کتاب در آنچه مردم اختلاف دارند میانشان حکم کند، ولى جز کسانى که کتاب بر آنها نازل شده و حجتها آشکار گشته بود از روى حسدى که نسبت به هم مى ورزیدند در آن اختلاف نکردند. و خدا مؤمنان را به اراده خود در آن حقیقتى که اختلاف مى‌کردند راه نمود، که خدا هر کس را که بخواهد به راه راست هدایت مى‌کند.///مردم [ابتدا] یک امت بودند، [که به مرور دچار اختلاف شدند] پس خدا پیامبران را [به عنوان‌] مژده‌رسانان و بیم دهندگان فرستاد و همراه آنان کتابى به حق نازل کرد تا میان مردم در آنچه بر سرش اختلاف داشتند داورى کند، و در دین اختلاف نکردند مگر کسانى که به آ///مردم، امتى یگانه بودند؛ پس خداوند پیامبران را نویدآور و بیم‌دهنده برانگیخت، و با آنان، کتاب [خود] را بحق فرو فرستاد، تا میان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داورى کند. و جز کسانى که [کتاب‌] به آنان داده شد -پس از آنکه دلایل روشن براى آنان آمد- به خاطر ستم [و حسدى‌] که میانشان بود، [هیچ کس‌] در آن اختلاف نکرد. پس خداوند آنان را که ایمان آورده بودند، به توفیق خویش، به حقیقت آنچه که در آن اختلاف داشتند، هدایت کرد. و خدا هر که را بخواهد به راه راست هدایت مى‌کند.///مردم [در آغاز،] امتى یگانه و یکدست بودند [به تدریج جوامع و طبقات پدید آمد و میان آنها اختلافاتى پیدا شد]، پس خداوند پیامبران را بشارت‌آور و بیم‌دهنده برانگیخت و با آنان کتاب آسمانى را به حق نازل نمود تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند، حکم کنند. و تنها کسانى که کتاب به آنها داده شده بود، پس از آن که نشانه‌هاى روشن به آنان رسید، به سبب انحراف از حق و ستمگرى، در آن اختلاف کردند. پس خداوند کسانى را که ایمان آورده بودند، به حقیقت آنچه مورد اختلاف بود، به خواست خود هدایت نمود و خداوند هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت مى‌کند.///مردم یک گروه بودند، خدا رسولان را فرستاد که (نیکوکاران را) بشارت دهند و (بدان را) بترسانند، و با آنها کتاب به راستی فرستاد تا در موارد نزاع مردم تنها دین خدا به عدالت حکمفرما باشد؛ و در کتاب حق، اختلاف و شبهه نیفکندند مگر همان گروه که بر آنان کتاب آسمانی آمد، برای تعدی به حقوق یکدیگر، پس خداوند به لطف خود اهل ایمان را از آن ظلمت شبهات و اختلافات به نور حق هدایت فرمود، و خدا هر که را خواهد راه راست بنماید.///[در آغاز] مردم امت یگانه‌ای بودند، آنگاه خداوند پیامبران مژده‌آور و هشداردهنده برانگیخت و بر آنان بحق کتابهای آسمانی نازل کرد تا در هر آنچه اختلاف می‌ورزند در میان مردم داوری کند، و در آن اختلاف نکردند مگر کسانی که به آنان [دین و کتاب‌] داده شده بود که پس از آنکه روشنگریها نصیبشان شد از رشک و رقابتی که با هم داشتند [به اختلاف دامن زدند]، آنگاه خداوند به فرمان خویش مؤمنان را در اختلافاتی که داشتند به حق رهنمون شد، و خداوند هرکس را که بخواهد به راه راست هدایت می‌کند///مردم (در آغاز) یک دسته بودند؛ (و تضادی در میان آنها وجود نداشت. بتدریج جوامع و طبقات پدید آمد و اختلافات و تضادهایی در میان آنها پیدا شد، در این حال) خداوند، پیامبران را برانگیخت؛ تا مردم را بشارت و بیم دهند و کتاب آسمانی، که به سوی حق دعوت می‌کرد، با آنها نازل نمود؛ تا در میان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داوری کند. (افراد باایمان، در آن اختلاف نکردند؛) تنها (گروهی از) کسانی که کتاب را دریافت داشته بودند، و نشانه‌های روشن به آنها رسیده بود، به خاطر انحراف از حق و ستمگری، در آن اختلاف کردند. خداوند، آنهایی را که ایمان آورده بودند، به حقیقت آنچه مورد اختلاف بود، به فرمان خودش، رهبری نمود. (اما افراد بی‌ایمان، همچنان در گمراهی و اختلاف، باقی ماندند.) و خدا، هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت می‌کند.///بودند مردم یک امت پس برانگیخت خدا پیمبران را بشارت‌دهندگان و ترسانندگان و فرستاد با ایشان کتاب را به حق تا حکم کند میان مردم در آنچه اختلاف کردند در آن و اختلاف نکردند در آن مگر آنان که داده شدندش پس از رسیدن نشانیها بدیشان به ستمی میان خویش پس هدایت کرد خدا مؤمنان را بدانچه اختلاف کردند در آن از حق به اذن خود و خدا هدایت کند هر که را خواهد به راه راست‌///مردمان (در گمراهی) امتی یگانه بودند؛ پس خدا پیامبران برجسته را نویدآورنده و هشداردهنده برانگیخت، و با آنان کتاب (خود) را با تمامی حقانیت فرو فرستاد، تا میان مردمان در آنچه با هم اختلاف داشته‌اند حکم و پیوند دهد. و جز کسانی که (کتاب) به آنان داده شد – پس از آنکه دلایل روشن برایشان آمد – به خاطر ستم (و حسدی) که میانشان بود- هیچ کس در آن اختلاف نکرد. پس خدا آنان را که ایمان آوردند، به اذن خود به حقیقت آنچه (دیگران) در آن اختلاف داشتند، هدایت کرد. و خدا هر که را بخواهد سوی راهی راست (و راهوار) هدایت می‌کند. quran_en_fa Or do ye think that ye shall enter the Garden (of bliss) without such (trials) as came to those who passed away before you? they encountered suffering and adversity, and were so shaken in spirit that even the Messenger and those of faith who were with him cried: "When (will come) the help of Allah?" Ah! Verily, the help of Allah is (always) near! آیا پنداشته‌اید در حالی که هنوز حادثه هایی مانند حوادث گذشتگان شما را نیامده، وارد بهشت می‌شوید؟! به آنان سختی‌ها و آسیب هایی رسید وچنان متزلزل و مضطرب شدند تا جایی که پیامبر و کسانی که با او ایمان آورده بودند [در مقام دعا و درخواست یاری] می‌گفتند: یاری خدا چه زمانی است؟ [به آنان گفتیم:] آگاه باشید! یقینا یاری خدا نزدیک است.///آیا پنداشته‌اید در حالی که هنوز حادثه هایی مانند حوادث گذشتگان شما را نیامده، وارد بهشت می‌شوید؟! به آنان سختی‌ها و آسیب هایی رسید وچنان متزلزل و مضطرب شدند تا جایی که پیامبر و کسانی که با او ایمان آورده بودند [در مقام دعا و درخواست یاری] می‌گفتند: یاری خدا چه زمانی است؟ [به آنان گفتیم:] آگاه باشید! یقینا یاری خدا نزدیک است.///مى‌پندارید که به بهشت خواهید رفت؟ و هنوز آنچه بر سر پیشینیان شما آمده، بر سر شما نیامده؟ به ایشان سختى و رنج رسید و متزلزل شدند، تا آنجا که پیامبر و مؤمنانى که با او بودند، گفتند: پس یارى خدا کى خواهد رسید؟ بدان که یارى خدا نزدیک است.///آیا پنداشته‌اید که داخل بهشت مى‌شوید در حالى که هنوز سرگذشت آنها که پیش از شما گذشتند به سراغ شما نیامده است؟ آنها تنگدستى و ناخوشى دیدند و به تزلزل افتادند تا آن جا که پیامبر و مؤمنان همراهش گفتند: یارى خدا کى مى‌رسد؟ [مژده آمد]، آگاه باشید که یار///آیا پنداشتید که داخل بهشت مى‌شوید و حال آنکه هنوز مانند آنچه بر [سر] پیشینیان شما آمد، بر [سر] شما نیامده است؟ آنان دچار سختى و زیان شدند و به [هول و] تکان درآمدند، تا جایى که پیامبر [خدا] و کسانى که با وى ایمان آورده بودند گفتند: «پیروزى خدا کى خواهد بود؟» هش دار، که پیروزى خدا نزدیک است.///آیا گمان کردید داخل بهشت مى‌شوید، بى آن که [جهت آزمایش،] پیش­آمد ناگوارى همچون پیش­آمد گذشتگان به شما برسد؟! آنان گرفتار تنگدستى و ناخوشى شده و چنان زیر و زبر شدند که پیامبر و افرادى که ایمان آورده و همراه او بودند، گفتند: «پس یارى خدا کى خواهد آمد؟! آگاه باشید که یارى خداوند نزدیک است.»///آیا گمان کرده‌اید که به بهشت داخل شوید بدون امتحاناتی که پیش از شما بر گذشتگان آمد؟ که بر آنان رنج و سختیها رسید و همواره پریشان خاطر و هراسان بودند تا آن گاه که رسول و گروندگان با او (از خدا مدد خواستند و) گفتند: بار خدایا، کی ما را یاری کنی؟ (در آن حال خطاب شد: بشارت دهد که) هان! همانا یاری خدا نزدیک است.///آیا گمان کرده‌اید به بهشت می‌روید حال آنکه نظیر آنچه بر سر پیشینیان آمد، بر سر شما نیامده است، که تنگدستی و ناخوشی به آنان رسید و تکانها خوردند تا آنجا که پیامبر و کسانی که همراه او ایمان آورده بودند گفتند پس نصرت الهی کی فرا می‌رسد؟ بدانید که نصرت الهی نزدیک است‌///آیا گمان کردید داخل بهشت می‌شوید، بی‌آنکه حوادثی همچون حوادث گذشتگان به شما برسد؟! همانان که گرفتاریها و ناراحتیها به آنها رسید، و آن چنان ناراحت شدند که پیامبر و افرادی که ایمان آورده بودند گفتند: «پس یاری خدا کی خواهد آمد؟!» (در این هنگام، تقاضای یاری از او کردند، و به آنها گفته شد:) آگاه باشید، یاری خدا نزدیک است!///یا گمان کردید که به بهشت درآئید و هنوز نیامده است شما را نمونه آنان که پیش از شما بودند که بدیشان رسید پریشانی و رنجوری و بر خود لرزیدند تا گفت پیمبر و آنان که ایمان آورده و با او بودند چه وقت است یاری خدا همانا یاری خدا است نزدیک‌///یا پنداشتید که داخل بهشت می‌شوید و حال آنکه هنوز مانند آنچه بر (سر) پیشینیان‌تان آمده، بر (سر) شما نیامده است‌؟ آنان دچار بسی سختی و زیان شدند، و به (هول و) تکان در آمدند، تا (جایی) که پیامبر (خدا) و کسانی که با وی ایمان آوردند گفتند: «پیروزی خدا کی خواهد بود؟» هشدار (که) بی‌گمان یاری خدا نزدیک است. quran_en_fa They ask thee what they should spend (In charity). Say: Whatever ye spend that is good, is for parents and kindred and orphans and those in want and for wayfarers. And whatever ye do that is good, -Allah knoweth it well. از تو می‌پرسند: چه چیز انفاق کنند؟ بگو: هر مال و مایه سودمندی که انفاق می‌کنید باید برای پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و نیازمندان و در راه مانده گان باشد، و هر کار نیکی انجام دهید، خدا به آن داناست.///از تو می‌پرسند: چه چیز انفاق کنند؟ بگو: هر مال و مایه سودمندی که انفاق می‌کنید باید برای پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و نیازمندان و در راه مانده گان باشد، و هر کار نیکی انجام دهید، خدا به آن داناست.///از تو مى‌پرسند که چه انفاق کنند؟ بگو آنچه از مال خود انفاق مى‌کنید، براى پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و رهگذران باشد، و هر کار نیکى که کنید خدا به آن آگاه است.///از تو مى‌پرسند چه انفاق کنند؟ بگو: هر مالى که مى‌بخشید [بهتر است‌] به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و تنگدستان و به راه مانده انفاق کنید، و هر کار خیرى کنید بى‌شک خدا به آن آگاه است///از تو مى‌پرسند: «چه چیزى انفاق کنند [و به چه کسى بدهند]؟» بگو: «هر مالى انفاق کنید، به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مسکینان و به در راه‌مانده تعلق دارد، و هر گونه نیکى کنید البته خدا به آن داناست.»///از تو مى‌پرسند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: «هر مالى که [مى‌خواهید] انفاق کنید، براى پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان باشد. و [بدانید] هر کار خیرى که انجام دهید، همانا خداوند به آن آگاه است.»///از تو سؤال کنند که چه انفاق کنند؟ بگو: هر چه از مال خود انفاق کنید درباره پدر و مادر و خویشان و یتیمان و فقیران و در راه ماندگان رواست، و آنچه نیکویی کنید خداوند بر آن آگاه است.///از تو می‌پرسند چه ببخشند، بگو هر مالی که می‌بخشید [بهتر است‌] به پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان ببخشید و هر خیری که به جای می‌آورید، خداوند از آن آگاه است‌///از تو سؤال می‌کنند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: «هر خیر و نیکی (و سرمایه سودمند مادی و معنوی) که انفاق می‌کنید، باید برای پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد.» و هر کار خیری که انجام دهید، خداوند از آن آگاه است. (لازم نیست تظاهر کنید، او می‌داند).///پرسندت چه را انفاق کنند بگو آنچه انفاق کنید از مال پس برای والدین و نزدیکان و یتیمان و بینوایان و درماندگان راه است و آنچه نیکی کنید همانا خداوند است بدان دانا///از تو می‌پرسند چه چیزی انفاق کنند؟ بگو: «هر خیری انفاق کردید، برای پدر و مادر و نزدیکتران و یتیمان و مسکینان و در راه ماندگان است‌، و از هر خیری (که) انجام دهید همواره خدا به آن داناست.» quran_en_fa Fighting is prescribed for you, and ye dislike it. But it is possible that ye dislike a thing which is good for you, and that ye love a thing which is bad for you. But Allah knoweth, and ye know not. جنگ [با دشمن] بر شما مقرر و لازم شده، و حال آنکه برایتان ناخوشایند است. و بسا چیزی را خوش ندارید و آن برای شما خیر است، وبسا چیزی را دوست دارید و آن برای شما بد است؛ وخدا [مصلحت شما را در همه امور] می‌داند و شما نمی‌دانید.///جنگ [با دشمن] بر شما مقرر و لازم شده، و حال آنکه برایتان ناخوشایند است. و بسا چیزی را خوش ندارید و آن برای شما خیر است، وبسا چیزی را دوست دارید و آن برای شما بد است؛ وخدا [مصلحت شما را در همه امور] می‌داند و شما نمی‌دانید.///جنگ بر شما مقرر شد، در حالى که آن را ناخوش دارید. شاید چیزى را ناخوش بدارید و در آن خیر شما باشد و شاید چیزى را دوست داشته باشید و برایتان ناپسند افتد. خدا مى‌داند و شما نمى‌دانید.///جهاد بر شما مقرر شد و آن براى شما ناگوار است، و بسا چیزى را ناخوش داشته باشید که آن به سود شماست و بسا چیزى را دوست داشته باشید که به زیان شماست، و خدا مى‌داند و شما نمى‌دانید///بر شما کارزار واجب شده است، در حالى که براى شما ناگوار است. و بسا چیزى را خوش نمى‌دارید و آن براى شما خوب است، و بسا چیزى را دوست مى‌دارید و آن براى شما بد است، و خدا مى‌داند و شما نمى‌دانید.///جهاد [در راه خدا] بر شما مقرر شد، در حالى که براى شما ناخوشایند است و چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید، در حالى که خیر شما در آن است و چه بسا چیزى را دوست دارید، در حالى که ضرر و شر شما در آن است و خداوند [صلاح شما را] مى‌داند و شما نمى‌دانید.///حکم جهاد بر شما مقرر گردید و حال آنکه بر شما ناگوار و مکروه است، لکن چه بسیار شود که چیزی را مکروه شمارید ولی به حقیقت خیر و صلاح شما در آن بوده، و چه بسیار شود چیزی را دوست دارید و در واقع شر و فساد شما در آن است، و خدا (به مصالح امور) داناست و شما نادانید.///بر شما جهاد مقرر شده است، و آن برای شما ناخوشایند است، و چه بسا چیزی را ناخوش داشته باشید و آن به سود شما باشد، و چه بسا چیزی را خوش داشته باشید و آن به زیان شما باشد، و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید///جهاد در راه خدا، بر شما مقرر شد؛ در حالی که برایتان ناخوشایند است. چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیر شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شر شما در آن است. و خدا می‌داند، و شما نمی‌دانید.///نوشته شد بر شما جنگ و آن ناپسند شما است و چه بسا ناخوش دارید چیزی را و آن است خوب برای شما و چه بسا دوست دارید چیزی را و آن است بد برای شما و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید///کشتار (با مهاجمان) بر شما نوشته شده، در حالی که آن برایتان بسی ناگوار است. و چه بسا چیزی را خوش نمی‌دارید حال آنکه برایتان خوب است، و چه بسا چیزی را دوست می‌دارید در حالی که برایتان شر است. و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید. quran_en_fa They ask thee concerning fighting in the Prohibited Month. Say: "Fighting therein is a grave (offence); but graver is it in the sight of Allah to prevent access to the path of Allah, to deny Him, to prevent access to the Sacred Mosque, and drive out its members." Tumult and oppression are worse than slaughter. Nor will they cease fighting you until they turn you back from your faith if they can. And if any of you Turn back from their faith and die in unbelief, their works will bear no fruit in this life and in the Hereafter; they will be companions of the Fire and will abide therein. از تو درباره جنگ در ماه حرام می‌پرسند. بگو: هر جنگی در آن [گناهی] بزرگ است، ولی هر نوع بازداشتن [مردم] از راه خدا و کفرورزی به او و [بازداشتن مردم از] مسجد الحرام و بیرون راندن اهلش از آن، نزد خدا بزرگ‌تر [از جنگ در ماه حرام] است؛ و فتنه [شرک و بت پرستی] از کشتار بزرگ‌تر است. و مشرکان همواره با شما می‌جنگند تا شما را اگر بتوانند از دینتان برگردانند. و از شما کسانی که از دینشان برگردند و در حال کفر بمیرند، همه اعمال خوبشان در دنیا و آخرت تباه و بی اثر می‌شود، و آنان اهل آتش اند و در آن جاودانه‌اند.///از تو درباره جنگ در ماه حرام می‌پرسند. بگو: هر جنگی در آن [گناهی] بزرگ است، ولی هر نوع بازداشتن [مردم] از راه خدا و کفرورزی به او و [بازداشتن مردم از] مسجد الحرام و بیرون راندن اهلش از آن، نزد خدا بزرگ‌تر [از جنگ در ماه حرام] است؛ و فتنه [شرک و بت پرستی] از کشتار بزرگ‌تر است. و مشرکان همواره با شما می‌جنگند تا شما را اگر بتوانند از دینتان برگردانند. و از شما کسانی که از دینشان برگردند و در حال کفر بمیرند، همه اعمال خوبشان در دنیا و آخرت تباه و بی اثر می‌شود، و آنان اهل آتش اند و در آن جاودانه‌اند.///تو را از جنگ‌کردن در ماه حرام مى‌پرسند. بگو: جنگ‌کردن در آن ماه گناهى بزرگ است. اما بازداشتن مردم از راه حق و کافر شدن به او و مسجدالحرام و بیرون راندن مردمش از آنجا در نزد خداوند گناهى بزرگتر است، و شرک از قتل بزرگ‌تر است. آنها با شما مى‌جنگند تا اگر بتوانند شما را از دینتان بازگردانند. از میان شما آنها که از دین خود بازگردند و کافر بمیرند، اعمالشان در دنیا و آخرت تباه شده و جاودانه در جهنم باشند.///از تو در باره‌ى جنگ در ماه حرام مى‌پرسند، بگو: جنگ در آن گناه بزرگى است، اما بازداشتن از راه خدا و کافر شدن به او و [بازداشتن از] مسجد الحرام و آواره کردن ساکنانش نزد خدا بسى بزرگ‌تر است، و فتنه [و کفر] از کشتار بدتر است. و آنها پیوسته با شما مى‌جن///از تو در باره ماهى که کارزار در آن حرام است مى‌پرسند. بگو: «کارزار در آن، گناهى بزرگ و باز داشتن از راه خدا و کفر ورزیدن به او و باز داشتن از مسجدالحرام [=حج‌]، و بیرون راندن اهل آن از آنجا، نزد خدا [گناهى‌] بزرگتر، و فتنه [=شرک‌] از کشتار بزرگتر است.» و آنان پیوسته با شما مى‌جنگند تا -اگر بتوانند- شما را از دینتان برگردانند. و کسانى از شما که از دین خود برگردند و در حال کفر بمیرند، آنان کردارهایشان در دنیا و آخرت تباه مى‌شود، و ایشان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.///[اى پیامبر!] از تو درباره‌ى جنگ در ماه حرام سؤال مى‌کنند، بگو: «جنگ در آن ماه‌ها گناهى بزرگ است، ولى بازداشتن [مردم] از راه خدا و کفر ورزیدن به او و [بازداشتن مردم از] مسجدالحرام و اخراج ساکنانش از آنجا، [گناهش] نزد خداوند بزرگتر است؛ [زیرا] فتنه­انگیزى [و بیرون راندن مؤمنان از دیارشان] از قتل و کشتار بدتر است». [مشرکان] پیوسته با شما مى‌جنگند، تا اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند، و هر کس از شما که از دینش برگردد و در حال کفر بمیرد، اعمال آنان در دنیا و آخرت تباه مى‌شود و آنان اهل دوزخند و همیشه در آن خواهند بود.///(ای پیغمبر) از تو راجع به جنگ در ماه حرام سؤال کنند، بگو: گناهی است بزرگ، ولی بازداشتن خلق از راه خدا و کفر به خدا و پایمال کردن حرمت حرم خدا و بیرون کردن اهل حرم از آن (که مشرکان مرتکب شدند) نزد خدا بسیار گناه بزرگتری است و فتنه‌گری، فساد انگیزتر از قتل است. و کافران پیوسته با شما مسلمین کارزار کنند تا آنکه اگر بتوانند شما را از دین خود برگردانند، و هر کس از شما از دین خود برگردد و به حال کفر باشد تا بمیرد چنین اشخاص اعمالشان در دنیا و آخرت ضایع و باطل گردیده، و آنان اهل جهنمند و در آن همیشه (معذب) خواهند بود.///از تو درباره کارزار در ماه حرام می‌پرسند، بگو کارزار در آن نارواست و بازداشتن از راه خدا و کفرورزیدن به خداوند و بازداشتن از مسجدالحرام [حج‌] و راندن اهل آن، در نزد خداوند نارواتر است، و فتنه شرک بدتر از قتل است، و اینان همچنان با شما کارزار می‌کنند تا اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند، و هرکس از شما که از دینش برگردد و در حال کفر بمیرد، اعمالش در دنیا و آخرت باطل گردیده است، و اینان دوزخی‌اند و جاودانه در آنند///از تو، در باره جنگ کردن در ماه حرام، سؤال می‌کنند؛ بگو: «جنگ در آن، (گناهی) بزرگ است؛ ولی جلوگیری از راه خدا (و گرایش مردم به آیین حق) و کفر ورزیدن نسبت به او و هتک احترام مسجد الحرام، و اخراج ساکنان آن، نزد خداوند مهمتر از آن است؛ و ایجاد فتنه، (و محیط نامساعد، که مردم را به کفر، تشویق و از ایمان بازمی‌دارد) حتی از قتل بالاتر است. و مشرکان، پیوسته با شما می‌جنگند، تا اگر بتوانند شما را از آیینتان برگردانند؛ ولی کسی که از آیینش برگردد، و در حال کفر بمیرد، تمام اعمال نیک (گذشته) او، در دنیا و آخرت، برباد می‌رود؛ و آنان اهل دوزخند؛ و همیشه در آن خواهند بود.///پرسندت از ماه حرام جنگ کردن در آن بگو جنگ کردن در آن گران است و بازداشتن است از راه خدا و کفر است بدو و به مسجد حرام و برون راندن مردمش از آن بزرگتر است نزد خدا و فتنه بزرگتر است از کشتن و پیوسته همی جنگ کنند با شما تا بازگردانند شما را از کیشتان اگر بتوانند و کسی که بازگردد از کیش خود پس بمیرد حالی که او است کافر آنان تباه شده است کردارشان در دنیا و آخرت و آنانند یاران آتش در آنند جاودانان‌///از تو درباره‌ی ماهی که کشتار در آن حرام است می‌پرسند. بگو: «کشتار در آن (گناهی) بزرگ و بازداشتن از راه خدا و کفر ورزیدن به او و مسجدالحرام [: حج یا عمره] است‌؛ و بیرون راندن اهل آن از آنجا، نزد خدا (گناهی) بزرگ‌تر، و (این گونه) فتنه، از کشتار بزرگ‌تر است. و آنان پیوسته با شما کشتار می‌کنند تا – اگر بتوانند – شما را از دینتان برگردانند. و کسی از شما که از دین خود برگردد و در حال کفر بمیرد، (ایشان) کردارهایشان در دنیا و آخرت تباه است، و (هم) اینان اهل آتشند، (و) ایشان در آن ماندگارند.» quran_en_fa Those who believed and those who suffered exile and fought (and strove and struggled) in the path of Allah,- they have the hope of the Mercy of Allah: And Allah is Oft-forgiving, Most Merciful. یقینا کسانی که ایمان آورده، و آنان که هجرت کرده و در راه خدا به جهاد برخاستند، به رحمت خدا امید دارند؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///یقینا کسانی که ایمان آورده، و آنان که هجرت کرده و در راه خدا به جهاد برخاستند، به رحمت خدا امید دارند؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///کسانى که ایمان آورده‌اند و آنان که مهاجرت کرده‌اند و در راه خدا جهاد نموده‌اند، به رحمت خدا امید مى‌دارند و خدا آمرزنده و مهربان است.///البته کسانى که ایمان آوردند و کسانى که هجرت کردند و در راه خدا جهاد نمودند آنان به رحمت خدا امیدوارند و خدا آمرزنده‌ى مهربان است///آنان که ایمان آورده، و کسانى که هجرت کرده و راه خدا جهاد نموده‌اند، آنان به رحمت خدا امیدوارند، خداوند آمرزنده مهربان است.///کسانى که ایمان آورده‌اند و کسانى که مهاجرت نموده و در راه خدا جهاد کرده‌اند، آنها به رحمت پروردگار امیدوار هستند و خداوند آمرزنده و مهربان است.///آنان که به دین اسلام گرویدند و از وطن خود هجرت نموده در راه خدا جهاد کردند اینان امیدوار و منتظر رحمت خدا باشند، که خدا بخشاینده و مهربان است.///کسانی که ایمان آورده‌اند و کسانی که در راه خدا هجرت و جهاد کرده‌اند، به رحمت الهی امیدوارند و خداوند آمرزگار مهربان است‌///کسانی که ایمان آورده و کسانی که هجرت کرده و در راه خدا جهاد نموده‌اند، آنها امید به رحمت پروردگار دارند و خداوند آمرزنده و مهربان است.///همانا آنان که ایمان آوردند و آنان که هجرت کردند و جهاد کردند در راه خدا امید دارند رحمت خدا را و خداست آمرزنده مهربان‌///بی‌گمان کسانی که ایمان آوردند، و کسانی که مهاجرت کردند، و در راه خدا جهاد نمودند، (هم) ایشان به رحمت خدا امیدوارند. و خدا بسی پوشنده‌‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa They ask thee concerning wine and gambling. Say: "In them is great sin, and some profit, for men; but the sin is greater than the profit." They ask thee how much they are to spend; Say: "What is beyond your needs." Thus doth Allah Make clear to you His Signs: In order that ye may consider- درباره شراب و قمار از تو می‌پرسند، بگو: در آن دو، گناهی بزرگ و سودهایی برای مردم است، و گناه هر دو از سودشان بیشتر است. و از تو می‌پرسند: چه چیز انفاق کنند؟ بگو: از آنچه افزون بر نیاز است. خدا این گونه آیاتش را برای شما بیان می‌کند تا بیندیشید.///درباره شراب و قمار از تو می‌پرسند، بگو: در آن دو، گناهی بزرگ و سودهایی برای مردم است، و گناه هر دو از سودشان بیشتر است. و از تو می‌پرسند: چه چیز انفاق کنند؟ بگو: از آنچه افزون بر نیاز است. خدا این گونه آیاتش را برای شما بیان می‌کند تا بیندیشید.///تو را از شراب و قمار مى‌پرسند. بگو: در آن دو گناهى بزرگ و سودهایى است براى مردم. و گناهشان از سودشان بیشتر است. و از تو مى‌پرسند، چه چیز انفاق کنند؟ بگو: آنچه افزون آید. خدا آیات را اینچنین براى شما بیان مى‌کند، باشد که در کار دنیا و آخرت بیندیشید.///از تو در باره‌ى شراب و قمار مى‌پرسند، بگو: در آنها گناهى بزرگ و سودهایى براى مردم است، ولى زیان آنها از سودشان بزرگ‌تر است. و از تو مى‌پرسند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: آنچه افزون بر نیاز است. خدا بدین‌سان آیات خود را براى شما روشن مى‌سازد تا بیندیشید///در باره شراب و قمار، از تو مى‌پرسند، بگو: «در آن دو، گناهى بزرک، و سودهایى براى مردم است، و [لى‌] گناهشان از سودشان بزرگتر است.» و از تو مى‌پرسند: «چه چیزى انفاق کنند؟» بگو: «مازاد [بر نیازمندى خود] را.» این گونه، خداوند آیات [خود را] براى شما روشن مى‌گرداند، باشد که در [کار] دنیا و آخرت بیندیشید.///از تو درباره شراب و قمار مى‌پرسند، بگو: «در آن دو، گناه و زیان بزرگى است و منافعى [مادى] نیز براى مردم دارند؛ و [لى] گناه آن دو از سودشان بیشتر است». [همچنین] از تو مى‌پرسند که چه انفاق کنند؟ بگو: «افزون [بر نیاز خود را]» خداوند این چنین آیات را براى شما روشن مى‌سازد تا شاید بیندیشید.///(ای پیغمبر) از تو از حکم شراب و قمار می‌پرسند، بگو: در این دو کار گناه بزرگی است و سودهایی برای مردم، ولی زیان گناه آن دو بیش از منفعت آنهاست. و نیز سؤال کنند تو را که چه در راه خدا انفاق کنند؟ جواب ده: آنچه زائد (بر ضروری زندگانی) است. خداوند بدین روشنی آیات خود را برای شما بیان کند، باشد که تفکر نموده و عقل خود به کار بندید،///از تو درباره شراب و قمار می‌پرسند، بگو در آنها گناهی بزرگ و نیز سودهایی برای مردم هست، ولی گناه آنها بر سودشان می‌چربد، و از تو می‌پرسند که چه چیزی ببخشند، بگو آنچه افزون بر نیاز است، بدین‌سان خداوند آیات خود را برایتان روشن می‌سازد، باشد که اندیشه کنید///در باره شراب و قمار از تو سؤال می‌کنند، بگو: «در آنها گناه و زیان بزرگی است؛ و منافعی (از نظر مادی) برای مردم در بردارد؛ (ولی) گناه آنها از نفعشان بیشتر است. و از تو می‌پرسند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: از مازاد نیازمندی خود.» اینچنین خداوند آیات را برای شما روشن می‌سازد، شاید اندیشه کنید!///پرسندت از باده و قمار بگو در آنها است گناهی بزرگ و سودهائی برای مردم و گناه آنها بزرگتر است از سود آنها و پرسندت چه چیز انفاق کنند بگو گذشت یا فزونی را چنین بیان کند خدا برای شما آیات را شاید بیندیشید///از شراب و آسان‌کننده‌ی گناه (همچون قمار) از تو می‌پرسند. بگو: «در آن دو گناه، بازدارنده‌ای بزرگ از خیر، و سودهایی (هم) برای مردمان است، و (اما) گناهشان از سودشان بزرگ‌تر است.» و از تو می‌پرسند: «چه چیزی انفاق کنند؟» بگو: «عفو [: بخشش] را.» این گونه خدا آیات (خود) را برایتان روشن می‌گرداند، شاید شما بیندیشید؛ quran_en_fa (Their bearings) on this life and the Hereafter. They ask thee concerning orphans. Say: "The best thing to do is what is for their good; if ye mix their affairs with yours, they are your brethren; but Allah knows the man who means mischief from the man who means good. And if Allah had wished, He could have put you into difficulties: He is indeed Exalted in Power, Wise." [آری، تا] درباره [آنچه به صلاح] دنیا و آخرت [است] بیندیشید. و از تو درباره یتیمان می‌پرسند، بگو: اصلاح امور آنان بهتر است، و اگر با آنان معاشرت کنید و امورتان را با امورشان بیامیزید [کاری خداپسندانه است] آنان برادر دینی شما هستند، و خدا افسادگر [در امور یتیم] را از اصلاح‌گر بازمی شناسد. و اگر خدا می‌خواست شما را [در تکلیف و مسؤولیت نسبت به مال و جان یتیم] به زحمت می‌انداخت؛ مسلما خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///[آری، تا] درباره [آنچه به صلاح] دنیا و آخرت [است] بیندیشید. و از تو درباره یتیمان می‌پرسند، بگو: اصلاح امور آنان بهتر است، و اگر با آنان معاشرت کنید و امورتان را با امورشان بیامیزید [کاری خداپسندانه است] آنان برادر دینی شما هستند، و خدا افسادگر [در امور یتیم] را از اصلاح‌گر بازمی شناسد. و اگر خدا می‌خواست شما را [در تکلیف و مسؤولیت نسبت به مال و جان یتیم] به زحمت می‌انداخت؛ مسلما خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///تو را از یتیمان مى‌پرسند. بگو: اصلاح حالشان بهتر است. و اگر با آنها آمیزش مى‌کنید چون برادران شما باشند. خداوند تبهکار را از نیکوکار بازمى‌شناسد و اگر خواهد بر شما سخت مى‌گیرد، که پیروزمند و حکیم است.///در [اسرار] دنیا و آخرت. و از تو در باره‌ى یتیمان مى‌پرسند، بگو: اصلاح کارشان نیکوتر است، پس اگر با آنها همزیستى کنید برادران شمایند، و خدا خرابکار را از اصلاحگر باز مى‌شناسد، و اگر خدا مى‌خواست بر شما سخت مى‌گرفت همانا خدا شکست ناپذیر حکیم است///و در باره یتیمان از تو مى‌پرسند، بگو: «به صلاح آنان کار کردن بهتر است، و اگر با آنان همزیستى کنید، برادران [دینى‌] شما هستند. و خدا تباهکار را از درستکار بازمى‌شناسد.» و اگر خدا مى‌خواست [در این باره‌] شما را به دشوارى مى‌انداخت. آرى، خداوند توانا و حکیم است.///درباره‌ی دنیا و آخرت [بیندیشید]. و از تو درباره‌ی یتیمان مى‌پرسند، بگو: «اصلاح امور آنان بهتر است و اگر زندگى خود را با زندگى آنان بیامیزید، [مانعى ندارد،] آنها برادران شما هستند». خداوند، مفسد را از مصلح بازمى‌شناسد و اگر خدا مى‌خواست، شما را در تنگنا مى‌نهاد، [و دستور مى‌داد در عین سرپرستى یتیمان، اموال آنها را از اموال خود جدا سازید، ولى خداوند چنین نمى‌کند.] همانا او توانا و حکیم است.///در کار دنیا و آخرت (تا از دنیا برای آخرت توشه بردارید). و سؤال کنند تو را که با یتیمان چگونه رفتار کنند؟ بگو: به اصلاح (حال و مصلحت مآل) آنها کوشید بهتر است (تا آنها را بی‌سرپرست گذارید) و اگر با آن‌ها آمیزش کنید رواست که برادر دینی شما هستند، و خدا آگاه است از آن کس که (در کار آنان) نادرستی کند و آن که اصلاح و درستی نماید. و اگر خدا می‌خواست کار را بر شما سخت می‌کرد چه آنکه خدا توانا و دانا است.///درباره دنیا و آخرت [بیندیشید] و از تو درباره یتیمان می‌پرسند، بگو پرداختن به اصلاح کار آنان بهتر است، و اگر با آنان همزیستی کنید، برادران [دینی‌] شما هستند و خداوند تباهکار را از درستکار باز می‌شناسد، و اگر خدا می‌خواست [کار را] بر شما دشوار می‌گرفت، خداوند پیروزمند فرزانه است‌///(تا اندیشه کنید) درباره دنیا و آخرت! و از تو در باره یتیمان سؤال می‌کنند، بگو: «اصلاح کار آنان بهتر است. و اگر زندگی خود را با زندگی آنان بیامیزید، (مانعی ندارد؛) آنها برادر (دینی) شما هستند.» (و همچون یک برادر با آنها رفتار کنید!) خداوند، مفسدان را از مصلحان، بازمی‌شناسد. و اگر خدا بخواهد، شما را به زحمت می‌اندازد؛ (و دستور می‌دهد در عین سرپرستی یتیمان، زندگی و اموال آنها را بکلی از اموال خود، جدا سازید؛ ولی خداوند چنین نمی‌کند؛) زیرا او توانا و حکیم است.///در دنیا و آخرت و پرسندت از یتیمان بگو کارسازی ایشان بهتر است و اگر با آنان اختلاط کنید پس برادران شمایند و خدا می‌شناسد تبهکار را از کارساز و اگر می‌خواست خدا به ستوه می‌آورد شما را و خدا است عزتمند حکیم‌///(اندیشه‌ای) در (باره‌ی) دنیا و آخرت‌. و درباره‌ی یتیمان از تو می‌پرسند. بگو: «اصلاح‌کردنی (درست) برایشان خیر است (و غیر از آن شر است) و اگر با آنان همزیستی کنید، پس اینان برادران شمایند. و خدا افسادکننده را از اصلاح‌کننده باز می‌شناسد.» و اگر خدا بخواهد (در این باره) شما را به دشمنی هلاکت‌باری می‌اندازد. به‌راستی خدا عزیزی با حکمت است. quran_en_fa Do not marry unbelieving women (idolaters), until they believe: A slave woman who believes is better than an unbelieving woman, even though she allures you. Nor marry (your girls) to unbelievers until they believe: A man slave who believes is better than an unbeliever, even though he allures you. Unbelievers do (but) beckon you to the Fire. But Allah beckons by His Grace to the Garden (of bliss) and forgiveness, and makes His Signs clear to mankind: That they may celebrate His praise. و با زنان مشرک ازدواج نکنید تا زمانی که ایمان بیاورند. قطعا کنیز با ایمان از زن آزاد مشرک بهتر است، هر چند [زیبایی، مال و موقعیت او] شما را خوش آید. و زنان با ایمان را به ازدواج مردان مشرک در نیاورید تا زمانی که ایمان بیاورند. مسلما برده با ایمان از مرد آزاد مشرک بهتر است، هر چند [جمال، مال و منال او] شما را خوش آید. اینان [که مشرکند، نه تنها مردم، بلکه بی رحمانه زن و فرزند خود را] به سوی آتش می‌خوانند، و خدا به توفیق خود به سوی بهشت و آمرزش دعوت می‌کند، و آیاتش را برای مردم بیان می‌فرماید تا متذکر شوند.///و با زنان مشرک ازدواج نکنید تا زمانی که ایمان بیاورند. قطعا کنیز با ایمان از زن آزاد مشرک بهتر است، هر چند [زیبایی، مال و موقعیت او] شما را خوش آید. و زنان با ایمان را به ازدواج مردان مشرک در نیاورید تا زمانی که ایمان بیاورند. مسلما برده با ایمان از مرد آزاد مشرک بهتر است، هر چند [جمال، مال و منال او] شما را خوش آید. اینان [که مشرکند، نه تنها مردم، بلکه بی رحمانه زن و فرزند خود را] به سوی آتش می‌خوانند، و خدا به توفیق خود به سوی بهشت و آمرزش دعوت می‌کند، و آیاتش را برای مردم بیان می‌فرماید تا متذکر شوند.///زنان مشرکه را تا ایمان نیاورده‌اند به زنى مگیرید و کنیز مؤمنه بهتر از آزادزن مشرکه است، هر چند شما را از او خوش آید. و به مردان مشرک تا ایمان نیاورده‌اند زن مؤمنه مدهید. و بنده مؤمن بهتر از مشرک است، هر چند شما را از او خوش آید. اینان به سوى آتش دعوت مى‌کنند و خدا به جانب بهشت و آمرزش. و آیات خود را آشکار بیان مى‌کند، باشد که بیندیشند.///و با زنان مشرک ازدواج نکنید تا وقتى که ایمان بیاورند و البته کنیز با ایمان از زن مشرک بهتر است هر چند [زیبایى‌] او شما را مفتون سازد، و به مردان مشرک تا ایمان نیاورده‌اند زن مدهید که تحقیقا برده‌ى با ایمان از مرد مشرک بهتر است هر چند توجه شما را جل///و با زنان مشرک ازدواج مکنید، تا ایمان بیاورند. قطعا کنیز با ایمان بهتر از زن مشرک است، هر چند [زیبایى‌] او شما را به شگفت آورد. و به مردان مشرک زن مدهید تا ایمان بیاورند. قطعا برده با ایمان بهتر از مرد آزاد مشرک است، هر چند شما را به شگفت آورد. آنان [شما را] به سوى آتش فرا مى‌خوانند، و خدا به فرمان خود، [شما را] به سوى بهشت و آمرزش مى‌خواند، و آیات خود را براى مردم روشن مى‌گرداند، باشد که متذکر شوند.///و با زنان مشرک، ازدواج نکنید تا ایمان آورند. و قطعا کنیز باایمان از زن [آزاد] مشرک بهتر است، هر چند [زیبایى او] شما را به شگفتى آورد. و به مردان مشرک، زن ندهید تا ایمان آورند و قطعا برده‌ی باایمان از مرد [آزاد] مشرک بهتر است، هر چند [ثروت او] شما را به شگفتى وادارد. آن مشرکان [شما را] به سوى آتش دعوت مى‌کنند، در حالى که خداوند با فرمان خود، شما را به بهشت و آمرزش فرامى‌خواند و آیات خویش را براى مردم روشن مى‌کند تا شاید متذکر شوند.///و با زنان مشرک ازدواج مکنید مگر آنکه ایمان آرند و همانا کنیزکی با ایمان بهتر از زن آزاد مشرک است هر چند از (حسن و جمال) او به شگفت آیید، و زن به مشرکان مدهید مگر آنکه ایمان آرند و همانا بنده مؤمن بسی بهتر از آزاد مشرک است هر چند از (مال و حسن) او به شگفت آیید. مشرکان (شما را از راه جهل) به آتش خوانند و خدا از راه لطف و مرحمت به بهشت و مغفرت دعوت کند و خداوند برای مردم آیات خویش بیان فرماید، باشد که هشیار و متذکر گردند.///و زنان مشرک را به همسری خود در نیاورید، مگر آنکه ایمان بیاورند، و کنیزی مؤمن بهتر است از زن آزاد مشرک، هرچند که شما را از او خوش آید و [زنان مسلمان را] به همسری مشرکان در نیاورید، مگر آنکه ایمان آورند و برده‌ای مؤمن بهتر از مرد آزاد مشرک است، هر چند که شما را از او خوش آید، اینان دعوتگر به آتش دوزخ‌اند، و خداوند دعوتگر به بهشت و آمرزش به توفیق خویش است، و آیاتش را برای مردم به روشنی بیان می‌دارد تا پند گیرند///و با زنان مشرک و بت‌پرست، تا ایمان نیاورده‌اند، ازدواج نکنید! (اگر چه جز به ازدواج با کنیزان، دسترسی نداشته باشید؛ زیرا) کنیز باایمان، از زن آزاد بت‌پرست، بهتر است؛ هر چند (زیبایی، یا ثروت، یا موقعیت او) شما را به شگفتی آورد. و زنان خود را به ازدواج مردان بت‌پرست، تا ایمان نیاورده‌اند، در نیاورید! (اگر چه ناچار شوید آنها را به همسری غلامان باایمان درآورید؛ زیرا) یک غلام باایمان، از یک مرد آزاد بت‌پرست، بهتر است؛ هر چند (مال و موقعیت و زیبایی او،) شما را به شگفتی آورد. آنها دعوت به سوی آتش می‌کنند؛ و خدا دعوت به بهشت و آمرزش به فرمان خود می‌نماید، و آیات خویش را برای مردم روشن می‌سازد؛ شاید متذکر شوند!///و همسر نگیرید زنان مشرکه را تا ایمان آرند و همانا یک کنیزک مؤمنه بهتر است از زنی مشرکه اگر چه شیفته سازد شما را و همسر نگیرید مردان مشرک را تا ایمان آرند و همانا بنده مؤمن بهتر است از مشرک و اگر چه شگفت آورد شما را آنان دعوت کنند بسوی آتش و خدا دعوت کند بسوی بهشت و آمرزش به فرمان او و بیان کند آیتهای خویش را برای مردم شاید یادآور شوند///و با زنان مشرک ازدواج مکنید تا (هنگامی که) ایمان بیاورند. بی‌گمان کنیز باایمان بهتر از زن مشرک است، هر چند او شما را به شگفت آورد. و مردان مشرک را زن (باایمان) مدهید، تا (هنگامی که) ایمان بیاورند؛ و بی‌گمان برده‌ی باایمان بهتر از مرد آزاد مشرک است، هر چند شما را به شگفت آورد. آنان (شما را) سوی آتش می‌خوانند، و خدا به اذن خودش، (شما را) سوی بهشت و پوشش فرا می‌خواند؛ و آیات خود را برای مردم روشن می‌گرداند، شاید متذکر شوند. quran_en_fa They ask thee concerning women's courses. Say: They are a hurt and a pollution: So keep away from women in their courses, and do not approach them until they are clean. But when they have purified themselves, ye may approach them in any manner, time, or place ordained for you by Allah. For Allah loves those who turn to Him constantly and He loves those who keep themselves pure and clean. از تو درباره حیض می‌پرسند، بگو: حیض، حالت ناملایم و زیان باری است؛ پس در زمان حیض از [آمیزش با] زنان کناره گیری کنید، و با آنان نزدیکی ننمایید تا پاک شوند؛ و هنگامی که پاک شدند از جایی که خدا به شما فرمان داده با آنان آمیزش کنید. یقینا خدا کسانی را که بسیار توبه می‌کنند، و کسانی را که خود را [با پذیرش انواع پاکی‌ها از همه آلودگی‌ها] پاکیزه می‌کنند. دوست دارد.///از تو درباره حیض می‌پرسند، بگو: حیض، حالت ناملایم و زیان باری است؛ پس در زمان حیض از [آمیزش با] زنان کناره گیری کنید، و با آنان نزدیکی ننمایید تا پاک شوند؛ و هنگامی که پاک شدند از جایی که خدا به شما فرمان داده با آنان آمیزش کنید. یقینا خدا کسانی را که بسیار توبه می‌کنند، و کسانی را که خود را [با پذیرش انواع پاکی‌ها از همه آلودگی‌ها] پاکیزه می‌کنند. دوست دارد.///تو را از حیض زنان مى‌پرسند. بگو: حیض رنجى است. پس در ایام حیض از آنان دورى گزینید و به آنها نزدیک مشوید تا پاک گردند. و چون پاک شدند از آنجا که خدا فرمان داده است با ایشان نزدیکى کنید. هر آینه خدا توبه‌کنندگان و پاکیزگان را دوست دارد.///و از تو در باره‌ى حیض مى‌پرسند، بگو: آن رنج و ناراحتى است، پس در ایام حیض از زنان کناره بگیرید و با آنها نزدیکى نکنید تا پاک شوند، و چون پاک شدند، از آن جا که خدا فرمانتان داده به آنها نزدیک شوید که خدا توبه کاران و پاکى طلبان را دوست دارد///از تو در باره عادت ماهانه [زنان‌] مى‌پرسند، بگو: «آن، رنجى است. پس هنگام عادت ماهانه، از [آمیزش با] زنان کناره گیرى کنید، و به آنان نزدیک نشوید تا پاک شوند. پس چون پاک شدند، از همان جا که خدا به شما فرمان داده است، با آنان آمیزش کنید.» خداوند توبه‌کاران و پاکیزگان را دوست مى‌دارد.///و از تو درباره حیض [و عادت ماهانه‌ی زنان] سؤال مى‌کنند، بگو: «آن، چیزی است رنج­آور، پس در حال حیض از زنان کناره‌گیرى کنید، و با آنها نزدیکى ننمایید تا پاک شوند. پس هنگامى که پاک شدند، آن‌گونه که خداوند به شما فرمان داده با آنها آمیزش کنید. خداوند هم توبه‌کنندگان را دوست دارد، و هم پاکان را.»///و سؤال کنند تو را از عادت شدن زنان، بگو: آن رنجی است (برای زنان) در آن حال از مباشرت آنان دوری کنید و با آنان نزدیکی نکنید تا آنکه پاک شوند، چون خود را پاک کردند از آنجا که خدا دستور داده به آنها نزدیک شوید، که همانا خدا آنان را که پیوسته به درگاهش توبه کنند و هم پاکیزگان دور از هر آلایش را دوست می‌دارد.///و از تو درباره حیض می‌پرسند، بگو آن مایه رنج است، پس در مدت حیض از زنان کناره بگیرید و با آنان نزدیکی نکنید تا پاک شوند و چون پاکیزه شدند [و غسل کردند] آن گونه که خدا فرموده است با آنان بیامیزید که خداوند آمرزش خواهان و پاکیزگان را دوست دارد///و از تو، در باره خون حیض سؤال می‌کنند، بگو: «چیز زیانبار و آلوده‌ای است؛ از این‌رو در حالت قاعدگی، از آنان کناره‌گیری کنید! و با آنها نزدیکی ننماید، تا پاک شوند! و هنگامی که پاک شدند، از طریقی که خدا به شما فرمان داده، با آنها آمیزش کنید! خداوند، توبه‌کنندگان را دوست دارد، و پاکان را (نیز) دوست دارد.///پرسندت از حیض (خون زنان) بگو آن آزاری است پس کناره گیرید زنان را در حیض و نزدیکی نکنید با ایشان تا پاک شوند سپس گاهی که پاک شدند نزدیکی کنید با ایشان بدانسان که خدا دستورتان داده است همانا خدا دوست دارد توبه‌کنندگان و دوست دارد پاکیزگی‌جویان را///و از تو درباره‌ی عادت ماهانه‌ (ی زنان) می‌پرسند. بگو: «آن، رنجی است (برای آنان و شوهرانشان). پس هنگام عادت ماهانه، از (این) زنان کناره‌گیری کنید و به آنان نزدیک نشوید تا پاک شوند. پس چون خود را پاک (و غسل) کردند، از همان جا و همان گونه که خدا به شما اجازه داده است، با آنان درآمیزید.» خدا همواره توبه‌کاران و پاکیزگان را دوست می‌دارد. quran_en_fa Your wives are as a tilth unto you; so approach your tilth when or how ye will; but do some good act for your souls beforehand; and fear Allah. And know that ye are to meet Him (in the Hereafter), and give (these) good tidings to those who believe. زنان شما کشتزار شمایند، هر زمان و هر کجا که خواستید به کشتزار خود در آیید. و [با رعایت حقوق یکدیگر، و حفظ عفت و پاکی، در سایه زناشویی و تولید نسلی پاک و شایسته و صالح، خیر و ثوابی] برای خودتان پیش فرستید، و از خدا پروا کنید، و بدانید که او را ملاقات خواهید کرد، و مؤمنان را بشارت ده.///زنان شما کشتزار شمایند، هر زمان و هر کجا که خواستید به کشتزار خود در آیید. و [با رعایت حقوق یکدیگر، و حفظ عفت و پاکی، در سایه زناشویی و تولید نسلی پاک و شایسته و صالح، خیر و ثوابی] برای خودتان پیش فرستید، و از خدا پروا کنید، و بدانید که او را ملاقات خواهید کرد، و مؤمنان را بشارت ده.///زنانتان کشتزار شما هستند. هر جا که خواهید به کشتزار خود درآیید. و براى خویش از پیش چیزى فرستید و از خدا بترسید و بدانید که به نزد او خواهید شد. و مؤمنان را بشارت ده.///زنان شما کشت شمایند، پس هرگاه خواستید، به کشت خود درآیید و براى خویش [خیر] پیش فرستید و از خدا بترسید و بدانید که او را ملاقات خواهید کرد و مؤمنان را بشارت ده///زنان شما کشتزار شما هستند. پس، از هر جا [و هر گونه‌] که خواهید به کشتزار خود [در] آیید، و آنها را براى خودتان مقدم دارید، و از خدا پروا کنید و بدانید که او را دیدار خواهید کرد، و مؤمنان را [به این دیدار] مژده ده.///زنان شما کشت‌زار شمایند، هر جا و هرگاه که بخواهید، به کشت‌زار خود درآیید و [با پرورش فرزندان صالح، اثر نیکى] براى خود، از پیش بفرستید. و از خدا پروا کنید و بدانید که او را ملاقات خواهید کرد، و به مؤمنان، بشارت ده!///زنان شما کشتزار شمایند، پس (برای کشت فرزند صالح) بدانها نزدیک شوید هرگاه (مباشرت آنان) خواهید، و چیزی برای خود پیش فرستید و خدا ترس باشید و بدانید که محققا نزد خدا خواهید رفت. و (ای رسول) اهل ایمان را بشارت ده.///زنان شما [در حکم‌] کشتزار شما هستند، هرگونه که خواستید به کشتزار خویش درآیید و برای خویش پیش اندیشی کنید، و از خداوند پروا کنید و بدانید که شما به لقای او خواهید رسید، و مؤمنان را بشارت بخش‌///زنان شما، محل بذرافشانی شما هستند؛ پس هر زمان که بخواهید، می‌توانید با آنها آمیزش کنید. و (سعی نمائید از این فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح) اثر نیکی برای خود، از پیش بفرستید! و از خدا بپرهیزید و بدانید او را ملاقات خواهید کرد و به مؤمنان، بشارت ده!///زنان شما کشتزار شمایند پس به کشتزار خویش درآئید هر جا خواهید و پیش فرستید برای خود و بترسید خدا را و بدانید شمائید ملاقات‌کننده او و بشارت ده به مؤمنان‌///(فرمان خدا درباره‌ی آمیزش جنسی با زنان این گونه است:) زنانتان کشتزار (ان) شمایند؛ پس هر گاه و هر گونه که خواهید به کشتزار خود درآیید، و (از این کشتزار) حاصلی برای خود پیش فرستید. و از خدا پروا کنید و بدانید که او را ملاقات‌کننده‌اید. و مؤمنان را (به این ملاقات و دیگر نعمت‌های خدا) مژده ده. quran_en_fa And make not Allah's (name) an excuse in your oaths against doing good, or acting rightly, or making peace between persons; for Allah is One Who heareth and knoweth all things. و خدا را در معرض سوگندهایی که می‌خورید قرار ندهید، [به اینکه سوگند بخورید] که نیکی نکنید، و تقوا پیشه نسازید، و میان مردم آشتی ندهید [خدا رضایت ندارد که نامش وسیله خودداری از کارهایی شود که خودش به انجام آنها فرمان داده است] و خدا [نسبت به همه گفته‌های شما] شنوا، [و نسبت به تمام کارهای شما] داناست.///و خدا را در معرض سوگندهایی که می‌خورید قرار ندهید، [به اینکه سوگند بخورید] که نیکی نکنید، و تقوا پیشه نسازید، و میان مردم آشتی ندهید [خدا رضایت ندارد که نامش وسیله خودداری از کارهایی شود که خودش به انجام آنها فرمان داده است] و خدا [نسبت به همه گفته‌های شما] شنوا، [و نسبت به تمام کارهای شما] داناست.///خدا را وسیله سوگندهاى خویش قرار مدهید تا از نیکوکارى و تقوى و اصلاح در میان مردم بازایستید، که خدا شنوا و داناست.///و خدا را دستاویز سوگندهاى خود قرار ندهید که از نیکى کردن و پرهیزکارى و اصلاح میان مردم باز ایستید، و خدا شنواى داناست///و خدا را دستاویز سوگندهاى خود قرار مدهید، تا [بدین بهانه‌] از نیکوکارى و پرهیزگارى و سازش‌دادن میان مردم [باز ایستید]، و خدا شنواى داناست.///و خدا را دستاویز سوگندهاى خود قرار مدهید تا [بدین بهانه‌] از نیکوکارى و پرهیزکارى و سازش دادن میان مردم شانه خالی کنید. همانا خداوند شنوا و داناست.///و زنهار نام خدا را هدف سوگندهای خود مکنید تا (با این سوگندهای راست و دروغ) از حقوقی که مردم را بر شماست برائت جوئید و خود را نیکوکار و پرهیزکار قلمداد کنید و مصلح میان مردم جلوه دهید؛ و خدا (راست و دروغ و نیک و بد را) شنوا و داناست.///و خداوند را دستاویز سوگندهای خود نسازید که از کار نیک و پرهیزگاری و آشتی دادن بین مردم، تن بزنید، و خداوند شنوای داناست‌///خدا را در معرض سوگندهای خود قرار ندهید! و برای اینکه نیکی کنید، و تقوا پیشه سازید، و در میان مردم اصلاح کنید (سوگند یاد ننمایید)! و خداوند شنوا و داناست.///نگردانید خدا را آماج سوگندهای خویش که نکوکاری کنید و پرهیزکاری کنید و کارسازی کنید میان مردم و خدا است شنوای دانا///و خدا را در معرض سوگندهای خود قرار مدهید، (به این منظور) که نیکوکاری و پرهیزگاری کنید. و میان مردمان سازش دهید. حال آنکه خدا بس شنوای بسیار داناست. quran_en_fa Allah will not call you to account for thoughtlessness in your oaths, but for the intention in your hearts; and He is Oft-forgiving, Most Forbearing. خدا شما را به خاطر سوگندهای لغوتان [که جدی و حقیقی نیست و عادتا بدون قصد قلبی بر زبان جاری می‌شود] مؤاخذه نمی‌کند، ولی شما را به خاطر آنچه دل هایتان [از سوگند جدی و حقیقی] مرتکب شده مؤاخذه می‌کند؛ و خدا بسیار آمرزنده و بردبار است.///خدا شما را به خاطر سوگندهای لغوتان [که جدی و حقیقی نیست و عادتا بدون قصد قلبی بر زبان جاری می‌شود] مؤاخذه نمی‌کند، ولی شما را به خاطر آنچه دل هایتان [از سوگند جدی و حقیقی] مرتکب شده مؤاخذه می‌کند؛ و خدا بسیار آمرزنده و بردبار است.///خدا شما را به سبب سوگندهاى لغوتان بازخواست نمى‌کند، بلکه به خاطر نیتى که در دل نهان مى‌دارید بازخواست مى‌کند. خدا آمرزنده و بردبار است.///خدا شما را به سوگندهاى بیهوده‌تان مؤاخذه نمى‌کند، ولى به آنچه دل‌هایتان [از روى عمد] کسب کرد شما را مؤاخذه مى‌کند، و خدا آمرزنده‌ى بردبار است///خداوند شما را به سوگندهاى لغوتان مؤاخذه نمى‌کند، ولى شما را بدانچه دلهایتان [از روى عمد] فراهم آورده است، مؤاخذه مى‌کند، و خدا آمرزنده بردبار است.///خداوند، شما را به خاطر سوگندهاى بیهوده و بدون قصد، بازخواست نمی‌کند، اما به آنچه دل‌هاى شما قصد کرده، بازخواست می‌کند. و خداوند آمرزنده و بردبار است.///خدا شما را به سوگندهای لغو مؤاخذه نکند و لیکن به آنچه در دل دارید مؤاخذه خواهد کرد و خدا بسیار آمرزنده و بردبار است.///خداوند شما را در سوگندهای بیهوده و [بی‌اختیار] بازخواست نمی‌کند، ولی در آنچه بر آن دل می‌نهید [سوگندهای آگاهانه‌] بازخواست می‌کند، و خداوند آمرزگار بردبار است‌///خداوند شما را به خاطر سوگندهایی که بدون توجه یاد می‌کنید، مؤاخذه نخواهد کرد، اما به آنچه دلهای شما کسب کرده، (و سوگندهایی که از روی اراده و اختیار، یاد می‌کنید،) مؤاخذه می‌کند. و خداوند، آمرزنده و بردبار است.///نگیرد شما را خدا به یاوه‌گویی در سوگندهای شما و لیکن بگیردتان بدانچه فراهم کرده است دلهای شما و خدا است آمرزنده بردبار///خدا شما را به لغو در سوگندهایتان مؤاخذه (ی اصلی) نمی‌کند، ولی شما را به آنچه دل‌هایتان (با این لغو) فراهم آورده، مؤاخذه می‌کند؛ و خدا پوشنده‌ا‌ی بردبار است. quran_en_fa For those who take an oath for abstention from their wives, a waiting for four months is ordained; if then they return, Allah is Oft-forgiving, Most Merciful. برای کسانی که سوگند یاد می‌کنند [که از آمیزش] با زنان خود دوری گزینند، [شرعا] چهار ماه مهلت است، چنانچه [در این مدت به آنچه مقتضای زناشویی است] بازگشتند [گناهی بر آنان نیست]؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده ومهربان است.///برای کسانی که سوگند یاد می‌کنند [که از آمیزش] با زنان خود دوری گزینند، [شرعا] چهار ماه مهلت است، چنانچه [در این مدت به آنچه مقتضای زناشویی است] بازگشتند [گناهی بر آنان نیست]؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده ومهربان است.///براى کسانى که سوگند مى‌خورند که با زنان خویش نیامیزند چهار ماه مهلت است. پس اگر بازآیند، خدا آمرزنده و مهربان است.///براى آنها که سوگند مى‌خورند که با زنان خود آمیزش نکنند، چهار ماه فرصت است، پس اگر بازگشتند خدا آمرزنده‌ى مهربان است///براى کسانى که به ترک همخوابگى با زنان خود، سوگند مى‌خورند [=ایلاء]، چهار ماه انتظار [و مهلت‌] است، پس اگر [به آشتى‌] بازآمدند، خداوند آمرزنده مهربان است.///کسانى که [به قصد آزار همسر،] سوگند می‌خورند که با زنان خویش نیامیزند، باید چهار ماه انتظار بکشند. پس اگر [از سوگند خود دست برداشته و به آشتى] برگشتند، خداوند آمرزنده و مهربان است.///آنان که با زنان خود ایلاء کنند (بر ترک مباشرت آنها قسم بخورند) چهار ماه انتظار کشند، اگر (از قسم خود) بازگشتند خداوند آمرزنده و مهربان است.///کسانی که سوگند می‌خورند که با زنانشان نزدیکی نکنند باید چهارماه درنگ کنند، سپس اگر بازگشتند خداوند آمرزگار مهربان است‌///کسانی که زنان خود را «ایلاء» می‌نمایند [= سوگند یاد می‌کنند که با آنها، آمیزش‌جنسی ننمایند،] حق دارند چهار ماه انتظار بکشند. (و در ضمن این چهار ماه، وضع خود را با همسر خویش، از نظر ادامه زندگی یا طلاق، روشن سازند.) اگر (در این فرصت،) بازگشت کنند، (چیزی بر آنها نیست؛ زیرا) خداوند، آمرزنده و مهربان است.///برای آنان که به سوگند از زنان خود کناره‌گیری کنند انتظار چهار ماه است پس اگر بازگشتند همانا خدا است آمرزنده مهربان‌///برای کسانی که به ترک همخوابگی با زنانشان سوگند می‌خورند [: ایلاء] چهار ماه انتظار (و مهلت) است‌؛ پس اگر (به آشتی) باز آمدند، خدا پوشنده‌‌ی رحمتگر بر ویژگان است‌؛ quran_en_fa But if their intention is firm for divorce, Allah heareth and knoweth all things. و اگر [برای پایان یافتن مشکلات] تصمیم به طلاق گرفتند، [در صورت رعایت شرایط مانعی ندارد] مسلما خدا [به گفتار و کردارشان] شنوا و داناست.///و اگر [برای پایان یافتن مشکلات] تصمیم به طلاق گرفتند، [در صورت رعایت شرایط مانعی ندارد] مسلما خدا [به گفتار و کردارشان] شنوا و داناست.///و اگر عزم طلاق کردند، خداوند شنوا و داناست.///و اگر عزم طلاق کردند خدا شنواى آگاه است///و اگر آهنگ طلاق کردند، در حقیقت خدا شنواى داناست.///و اگر تصمیم به طلاق گرفتند، [بدانند که] خدا شنوا و داناست.///و اگر عزم طلاق نمودند خدا (به گفتار و کردارشان) شنوا و داناست.///و اگر آهنگ طلاق کردند [بدانند] که خداوند شنوای داناست‌///و اگر تصمیم به جدایی گرفتند، (آن هم با شرایطش مانعی ندارد؛) خداوند شنوا و داناست.///و اگر خواستار طلاق شدند همانا خدا است شنوای دانا///و اگر آهنگ طلاق کردند، خدا همواره شنوای داناست. quran_en_fa Divorced women shall wait concerning themselves for three monthly periods. Nor is it lawful for them to hide what Allah Hath created in their wombs, if they have faith in Allah and the Last Day. And their husbands have the better right to take them back in that period, if they wish for reconciliation. And women shall have rights similar to the rights against them, according to what is equitable; but men have a degree (of advantage) over them. And Allah is Exalted in Power, Wise. زنان طلاق داده شده باید به سر آمدن سه پاکی [از حیض را] انتظار برند [و پیش از به سر رسیدن آن، از شوهر کردن خودداری ورزند]. و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارند [به خاطر رعایت شرایط ایام عده] نباید آنچه را خدا در رحم هایشان [از حیض یا جنین] آفریده، پنهان دارند. و شوهرانشان در این مدت چنانچه خواهان صلح و سازش اند، به بازگرداندن آنان [به زندگی دوباره] سزاوارترند. و برای زنان، حقوق شایسته‌ای بر عهده مردان است، مانند حقوقی که برای مردان بر عهده آنان است، و مردان را بر آنان [به خاطر کارگزاری، و تدبیر امور زندگی در امر میراث و دیه، گواهی در دادگاه و غیر این امور حقوقی] افزون‌تر است؛ و خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///زنان طلاق داده شده باید به سر آمدن سه پاکی [از حیض را] انتظار برند [و پیش از به سر رسیدن آن، از شوهر کردن خودداری ورزند]. و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارند [به خاطر رعایت شرایط ایام عده] نباید آنچه را خدا در رحم هایشان [از حیض یا جنین] آفریده، پنهان دارند. و شوهرانشان در این مدت چنانچه خواهان صلح و سازش اند، به بازگرداندن آنان [به زندگی دوباره] سزاوارترند. و برای زنان، حقوق شایسته‌ای بر عهده مردان است، مانند حقوقی که برای مردان بر عهده آنان است، و مردان را بر آنان [به خاطر کارگزاری، و تدبیر امور زندگی در امر میراث و دیه، گواهی در دادگاه و غیر این امور حقوقی] افزون‌تر است؛ و خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///باید که زنان مطلقه تا سه بار پاک شدن از شوهر کردن بازایستند. و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارند، روا نیست که آنچه را که خدا در رحم آنان آفریده است پنهان دارند. و در آن ایام اگر شوهرانشان قصد اصلاح داشته باشند به باز گرداندنشان سزاوارترند. و براى آنان حقوقى شایسته است همانند وظیفه‌اى که بر عهده آنهاست ولى مردان را بر زنان مرتبتى است. و خدا پیروزمند و حکیم است.///و زنان طلاق داده شده تا سه پاکى منتظر بمانند، و اگر به خدا و روز واپسین ایمان دارند حلال نیست آنچه را که خدا در رحم‌هایشان آفریده پنهان دارند، و شوهرانشان اگر سر آشتى دارند به بازگرداندنشان در این [مدت‌] سزاوارترند، و براى این زنان به طور شایسته [حق///و زنان طلاق داده شده، باید مدت سه پاکى انتظار کشند، و اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارند، براى آنان روا نیست که آنچه را خداوند در رحم آنان آفریده، پوشیده دارند؛ و شوهرانشان اگر سر آشتى دارند، به بازآوردن آنان در این [مدت‌] سزاوارترند. و مانند همان [وظایفى‌] که بر عهده زنان است، به طور شایسته، به نفع آنان [بر عهده مردان‌] است، و مردان بر آنان درجه برترى دارند، و خداوند توانا و حکیم است.///زنان طلاق داده شده، باید تا سه مرتبه عادت ماهانه دیدن انتظار بکشند [و عده نگه دارند]، و اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارند، براى آنها روا نیست که آنچه را خدا در رحم آنها آفریده است، کتمان کنند. و شوهرانشان اگر سر آشتى دارند، به بازآوردن آنها در این مدت، [از دیگران] سزاوارترند. و براى زنان در برابر وظایفى که بر عهده دارند، حقوق شایسته‌اى مقرر گردیده است و برای مردان نسبت به آنان، [وظایف و حقوقی] افزون­تر است و خداوند توانا و حکیم است.///و زنهایی که طلاق داده شدند از شوهر نمودن خودداری کنند تا سه پاکی بر آنان بگذرد و آنچه را (حیض یا حملی) که خدا در رحم آنها آفریده کتمان نکنند اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارند. و شوهران آنها در زمان عده سزاوارترند که آنها را به زنی خود رجوع دهند اگر نیت سازش دارند، و زنان را بر شوهران حق مشروعی است چنانچه شوهران را بر زنان، لیکن مردان را بر زنان افزونی است، و خدا (بر هر چیز) توانا و داناست.///و زنان طلاق داده باید به مدت سه پاکی درنگ کنند و برای آنان روا نیست که اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند، آنچه خداوند در رحمهایشان آفریده است، پنهان دارند، و شوهرانشان اگر قصد اصلاح دارند در این [مدت‌] سزاوارتر به بازگرداندن آنها هستند، و زنان را بر مردان حقی است همچنانکه مردان را بر زنان، و مردان را بر آنان به میزانی برتری است، و خداوند پیروزمند فرزانه است‌///زنان مطلقه، باید به مدت سه مرتبه عادت ماهانه دیدن (و پاک شدن) انتظار بکشند! [= عده نگه دارند] و اگر به خدا و روز رستاخیز، ایمان دارند، برای آنها حلال نیست که آنچه را خدا در رحمهایشان آفریده، کتمان کنند. و همسرانشان، برای بازگرداندن آنها (و از سرگرفتن زندگی زناشویی) در این مدت، (از دیگران) سزاوارترند؛ در صورتی که (براستی) خواهان اصلاح باشند. و برای آنان، همانند وظایفی که بر دوش آنهاست، حقوق شایسته‌ای قرار داده شده؛ و مردان بر آنان برتری دارند؛ و خداوند توانا و حکیم است.///و زنان طلاق گرفته در انتظار نگه دارند خویشتن را مدت سه پاک شدن و روا نیست آنان را که نهان دارند آنچه بیافریده است خدا در رحمهای ایشان اگر ایمان دارند به خدا و روز آخر شوهران ایشان سزاوارترند به بازگردانیدشان در آن اگر خواستار آشتی شدند و برای آن زنان است مثل آنچه بر آنان است به متعارف و مردان را است بر فراز ایشان پایه‌ای و خدا است عزتمند حکیم‌///و (گروهی از) زنان طلاق داده شده [: آمیزش دیده] باید مدت سه پاکی و سه حیض انتظار کشند، و اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارند، برای آنان حلال نیست که آنچه را خدا در رحم‌هاشان آفریده پنهان دارند؛ و شوهرانشان -اگر سر اصلاح دارند- به باز آوردن آنان در این (مدت) سزاوارتر (از این همسرانشان و دیگران) اند، و مانند همان (وظایفی) که بر عهده‌ی زنان است، به طور شایسته، برای [: بر عهده‌ی] آنان [: مردان] است، و برای مردان بر آنان درجه‌ای برتری است (مانند طلاق و حق رجوع به شرط اصلاح). و خدا توانای حکیم است. quran_en_fa A divorce is only permissible twice: after that, the parties should either hold Together on equitable terms, or separate with kindness. It is not lawful for you, (Men), to take back any of your gifts (from your wives), except when both parties fear that they would be unable to keep the limits ordained by Allah. If ye (judges) do indeed fear that they would be unable to keep the limits ordained by Allah, there is no blame on either of them if she give something for her freedom. These are the limits ordained by Allah; so do not transgress them if any do transgress the limits ordained by Allah, such persons wrong (Themselves as well as others). طلاق [رجعی که برای شوهر در آن حق رجوع وبازگشت به همسر است] دوبار است. [شوهر در هر مرتبه از رجوع] باید [همسرش را] به طور شایسته ومتعارف نگه دارد، یا [با ترک رجوع، او را] به نیکی و خوشی رها کند. و برای شما حلال نیست از آنچه [به عنوان مهریه] به آنان پرداخته‌اید چیزی را بازستانید، مگر آنکه هر دو بترسند که حدود و مقررات خدا را [در روش همسرداری] برپا ندارند. پس شما [حاکمان شرع] اگر بترسید که آن دو نفر حدود خدا را برپا ندارند در آنچه زن برای رهایی خود [عوض طلاق] فدیه بپردازد، گناهی بر آنان نیست. اینها حدود خداست؛ پس از آنها تجاوز نکنید و کسانی که از حدود خدا تجاوز کنند، آنان بی تردید ستمکارند.///طلاق [رجعی که برای شوهر در آن حق رجوع وبازگشت به همسر است] دوبار است. [شوهر در هر مرتبه از رجوع] باید [همسرش را] به طور شایسته ومتعارف نگه دارد، یا [با ترک رجوع، او را] به نیکی و خوشی رها کند. و برای شما حلال نیست از آنچه [به عنوان مهریه] به آنان پرداخته‌اید چیزی را بازستانید، مگر آنکه هر دو بترسند که حدود و مقررات خدا را [در روش همسرداری] برپا ندارند. پس شما [حاکمان شرع] اگر بترسید که آن دو نفر حدود خدا را برپا ندارند در آنچه زن برای رهایی خود [عوض طلاق] فدیه بپردازد، گناهی بر آنان نیست. اینها حدود خداست؛ پس از آنها تجاوز نکنید و کسانی که از حدود خدا تجاوز کنند، آنان بی تردید ستمکارند.///این طلاق دو بار است و از آن پس یا به نیکو وجهى نگه داشتن اوست یا به نیکو وجهى رهاساختنش. و حلال نیست که از آنچه به زنان داده‌اید چیزى بازستانید مگر آنکه بدانند که حدود خدا را رعایت نمى کنند. اما هرگاه دانستید که آن دو حدود خدا را رعایت نمى‌کنند اگر آن، خود را از شوى باز خرد، گناهى بر آن دو نیست. اینها حدود خدا است. از آن تجاوز مکنید که ستمکاران از حدود خدا تجاوز مى کنند.///طلاق [رجعى‌] دو بار است، پس از آن به نیکى نگاه داشتن یا به نیکى رها ساختن است، و شما را حلال نیست که از آنچه به ایشان داده‌اید چیزى باز ستانید مگر آن که بترسند که حدود الهى را [در کنار هم‌] رعایت نکنند، پس اگر [شما اولیا] ترسیدید که آن دو، حدود اله///طلاق [رجعى‌] دو بار است. پس از آن یا [باید زن را] بخوبى نگاه داشتن، یا بشایستگى آزاد کردن. و براى شما روا نیست که از آنچه به آنان داده‌اید، چیزى بازستانید. مگر آنکه [طرفین‌] در به پا داشتن حدود خدا بیمناک باشند. پس اگر بیم دارید که آن دو، حدود خدا را برپاى نمى‌دارند، در آنچه که [زن براى آزاد کردن خود] فدیه دهد، گناهى بر ایشان نیست. این است حدود احکام الهى؛ پس، از آن تجاوز مکنید. و کسانى که از حدود احکام الهى تجاوز کنند، آنان همان ستمکارانند.///طلاق [قابل رجوع، حداکثر] دو مرتبه است. [و پس از آن] یا باید به طور شایسته همسر خود را نگه‌دارد و یا با نیکى او را رها کند و براى شما مردان روا نیست که چیزى از آنچه به همسرانتان داده‌اید، پس بگیرید، مگر این که دو همسر بترسند که حدود الهى را برپا ندارند. پس اگر بترسید که آنان حدود الهى را رعایت نکنند، مانعى ندارد که زن فدیه و عوضى بدهد، [و طلاق بگیرد.] اینها حدود و مرزهاى الهى است، پس از آن تجاوز نکنید. و هر کس از حدود الهى تجاوز کند، ستمکار است.///طلاق (طلاقی که شوهر در آن رجوع تواند کرد) دو مرتبه است، پس چون طلاق داد یا رجوع کند به سازگاری و یا رها کند به نیکی، و حلال نیست که چیزی از مهر آنان به جور بگیرید، مگر آنکه بترسید حدود دین خدا را راجع به احکام ازدواج نگاه ندارند، در چنین صورت زن هر چه از مهر خود به شوهر (برای طلاق) ببخشد بر آنان روا باشد. این احکام، حدود دین خداست، از آن سرکشی مکنید و کسانی که از احکام خدا سرپیچند آنها به حقیقت ستمکارند.///طلاق [رجعی‌] دوبار است، پس از آن یا باید او را به نیکی نگاه داشت، یا به نیکی رها کرد، و بر شما روا نیست که از آنچه به آنان بخشیده‌اید، چیزی بازستانید، مگر آنکه نگران باشند که مبادا احکام الهی را مراعات نکنند، و اگر بیمناک شدید که مبادا احکام الهی را رعایت نکنند، گناهی بر آنان نیست، که زن خود را بازخرد، اینها حدود الهی است، از آنها تجاوز نکنید و هرکس از احکام الهی تجاوز کند، ستمکار است‌///طلاق، (طلاقی که رجوع و بازگشت دارد،) دو مرتبه است؛ (و در هر مرتبه،) باید به طور شایسته همسر خود را نگاهداری کند (و آشتی نماید)، یا با نیکی او را رها سازد (و از او جدا شود). و برای شما حلال نیست که چیزی از آنچه به آنها داده‌اید، پس بگیرید؛ مگر اینکه دو همسر، بترسند که حدود الهی را برپا ندارند. اگر بترسید که حدود الهی را رعایت نکنند، مانعی برای آنها نیست که زن، فدیه و عوضی بپردازد (و طلاق بگیرد). اینها حدود و مرزهای الهی است؛ از آن، تجاوز نکنید! و هر کس از آن تجاوز کند، ستمگر است.///طلاق دو بار است پس نگه داشتنی به خوبی یا رها ساختنی با نیکی و روا نیست شما را که بازستانید از آنچه بدانان داده‌اید چیزی را مگر آنکه بترسند که بپای ندارند حدود خدا را و اگر ترسیدید که بپای ندارند حدود خدا را نیست باکی بر آنان در آنچه زن به فدیه دهد (کابین بخشد و جان آزاد سازد) این است حدود خدا پس تجاوز نکنید آنها را و هر که تجاوز کند حدود خدا را آنانند ستمکاران‌///طلاق دو بار است؛ پس (از آن) یا به خوبی نگاه داشتن (زن) یا به شایستگی آزاد کردن اوست. و برایتان حلال نیست که از آنچه به آنان داده‌اید، چیزی بازستانید، مگر آنکه طرفین بترسند که حقوق خدا را (در استمرار زناشویی) به‌پا ندارند. پس اگر بیم دارید که آن دو، حدود خدا را بر پا نمی‌دارند، در آنچه (زن برای آزاد کردن خود، از آنچه گرفته) فدیه دهد، گناهی بر این دو نیست. این‌ها حدود الهی است، پس از آن تجاوز مکنید. و کسانی که از حدود الهی تجاوز کنند، اینان، (هم) ایشان ستمکارانند. quran_en_fa So if a husband divorces his wife (irrevocably), He cannot, after that, re-marry her until after she has married another husband and He has divorced her. In that case there is no blame on either of them if they re-unite, provided they feel that they can keep the limits ordained by Allah. Such are the limits ordained by Allah, which He makes plain to those who understand. پس اگر [بعد از دو طلاق و رجوع، بار سوم] او را طلاق داد، آن زن بر وی حلال نخواهد بود، مگر آنکه با همسری غیر از او ازدواج کند. و اگر [همسر دوم] او را طلاق داد بر وی و شوهر اول گناهی نیست که به یکدیگرباز گردند، در صورتی که امیدوار باشند حدود الهی را [در روش همسرداری] رعایت می‌کنند. و اینها حدود خداست که آن را برای گروهی که دانایند بیان می‌کند.///پس اگر [بعد از دو طلاق و رجوع، بار سوم] او را طلاق داد، آن زن بر وی حلال نخواهد بود، مگر آنکه با همسری غیر از او ازدواج کند. و اگر [همسر دوم] او را طلاق داد بر وی و شوهر اول گناهی نیست که به یکدیگرباز گردند، در صورتی که امیدوار باشند حدود الهی را [در روش همسرداری] رعایت می‌کنند. و اینها حدود خداست که آن را برای گروهی که دانایند بیان می‌کند.///پس اگر باز زن را طلاق داد دیگر بر او حلال نیست، مگر آنکه به نکاح مردى دیگر درآید؛ و هرگاه آن مرد آن را طلاق دهد، اگر مى‌دانند که حدود خدا را رعایت مى‌کنند رجوعشان را گناهى نیست. اینها حدود خدا است که براى مردمى دانا بیان مى‌کند.///پس اگر [بار سوم‌] زن را طلاق داد، دیگر بر او حلال نیست تا زمانى که زن با مردى غیر او ازدواج کند، پس اگر [شوهر دوم‌] طلاقش داد و دانستند که مقررات الهى را به پا خواهند داشت مانعى بر آنها نیست که به یکدیگر رجوع کنند، و اینها احکام الهى است که خدا برا///و اگر [شوهر براى بار سوم‌] او را طلاق گفت، پس از آن، دیگر [آن زن‌] براى او حلال نیست، تا اینکه با شوهرى غیر از او ازدواج کند [و با او همخوابگى نماید]. پس اگر [شوهر دوم‌] وى را طلاق گفت، اگر آن دو [همسر سابق‌] پندارند که حدود خدا را برپا مى‌دارند، گناهى بر آن دو نیست که به یکدیگر بازگردند. و اینها حدود احکام الهى است که آن را براى قومى که مى‌دانند، بیان مى‌کند.///پس اگر [براى بار سوم] او را طلاق داد، دیگر آن زن بر او حلال نخواهد بود، مگر آن که به ازدواج مرد دیگرى درآید، پس اگر [شوهر دوم] او را طلاق داد، مانعى ندارد که به یکدیگر بازگشت کنند؛ البته در صورتى که امید داشته باشند حدود الهى را برپا دارند. و اینها حدود الهى است که خداوند آن را براى افرادى که آگاهند، بیان می‌کند.///پس اگر زن را طلاق (سوم) داد دیگر آن زن بر او حلال نیست تا اینکه زن به دیگری شوهر کند، اگر آن شوهر دوم زن را طلاق داد زن با شوهر اول (که سه طلاق داده) توانند به زوجیت بازگردند اگر گمان برند که احکام خدا را (راجع به امر ازدواج) نگاه خواهند داشت. این است احکام خدا که برای مردم دانا بیان می‌کند.///آنگاه چون زن را طلاق گفت، دیگر بر او حلال نیست، مگر آنکه به همسری جز او شوهر کند، سپس اگر آن مرد او را طلاق داد، بر آنان گناهی نیست که اگر می‌دانند احکام الهی را مراعات خواهند کرد دوباره به همسری یکدیگر درآیند، و این احکام الهی است که برای مردم دانا بیان می‌دارد///اگر (بعد از دو طلاق و رجوع، بار دیگر) او را طلاق داد، از آن به بعد، زن بر او حلال نخواهد بود؛ مگر اینکه همسر دیگری انتخاب کند (و با او، آمیزش‌جنسی نماید. در این صورت،) اگر (همسر دوم) او را طلاق گفت، گناهی ندارد که بازگشت کنند؛ (و با همسر اول، دوباره ازدواج نماید؛) در صورتی که امید داشته باشند که حدود الهی را محترم میشمرند. اینها حدود الهی است که (خدا) آن را برای گروهی که آگاهند، بیان می‌نماید.///و اگر طلاقش داد پس وی را روا نیست از آن پس تا درآمیزد با شوهری جز او سپس اگر طلاقش داد نیست باکی بر آنان که بازگردند به همدیگر اگر پنداشتند که بپای می‌کنند حدود خدا را این است حدود خدا بیان سازدش برای قومی که می‌دانند///پس اگر (شوهر برای بار سوم) او را طلاق گفت، پس از آن دیگر (آن زن) برای او (به هیچ وجه) حلال نیست، تا اینکه با شوهری غیر از او همخوابگی نماید. پس چنانچه (شوهر دوم) وی را طلاق گفت، اگر آن دو گمان دارند که حدود خدا را بر پا می‌دارند، گناهی بر آن دو نیست که به یکدیگر باز گردند. و اینها حدود الهی است (که) آنها را برای گروهی که می‌دانند، بیان می‌کند. quran_en_fa When ye divorce women, and they fulfil the term of their ('Iddat), either take them back on equitable terms or set them free on equitable terms; but do not take them back to injure them, (or) to take undue advantage; if any one does that; He wrongs his own soul. Do not treat Allah's Signs as a jest, but solemnly rehearse Allah's favours on you, and the fact that He sent down to you the Book and Wisdom, for your instruction. And fear Allah, and know that Allah is well acquainted with all things. و هنگامی که زنان را طلاق دادید و به پایان عده خود نزدیک شدند، آنان را [با رجوع کردن] به طور شایسته و متعارف، نگه دارید یا [با ترک رجوع] به نیکی و خوشی رها کنید. و آنان را برای آزار رساندن و زیان زدن نگه ندارید تا بر آنان تعدی و ستم کنید. و هر که چنین کند قطعا به خود ستم کرده است. و آیات خدا را به مسخره نگیرید و نعمت خدا را بر خود و آنچه از کتاب و حکمت بر شما نازل کرده که شما را به آن پند می‌دهد، به یاد آرید. و از خدا پروا کنید و بدانید که خدا به همه چیز داناست.///و هنگامی که زنان را طلاق دادید و به پایان عده خود نزدیک شدند، آنان را [با رجوع کردن] به طور شایسته و متعارف، نگه دارید یا [با ترک رجوع] به نیکی و خوشی رها کنید. و آنان را برای آزار رساندن و زیان زدن نگه ندارید تا بر آنان تعدی و ستم کنید. و هر که چنین کند قطعا به خود ستم کرده است. و آیات خدا را به مسخره نگیرید و نعمت خدا را بر خود و آنچه از کتاب و حکمت بر شما نازل کرده که شما را به آن پند می‌دهد، به یاد آرید. و از خدا پروا کنید و بدانید که خدا به همه چیز داناست.///هرگاه زنان را طلاق دادید و مهلتشان سرآمد، یا آنان را به نیکو وجهى نگه دارید یا به نیکو وجهى رها سازید. و، تا بر آنها زیان برسانید یا ستم بکنید نگاهشان مدارید. و هر کس که چنین کند به خویشتن ستم کرده است. و آیات خدا را به ریشخند مگیرید و از نعمتى که خدا به شما داده است و از آیات و حکمتى که براى موعظه شما فرستاده است یاد کنید و از خدا بترسید و بدانید که او به همه چیز آگاه است.///و چون زنان را طلاق دادید و به پایان عده‌ى خود رسیدند یا به شایستگى نگاهشان دارید، یا به شایستگى رهاشان سازید، و به قصد آسیب رساندن نگاهشان مدارید تا ستم کنید. و هر که چنین کند، پس به خود ستم کرده است، و آیات الهى را به مسخره نگیرید، و نعمت خدا و ای///و چون آنان را طلاق گفتید، و به پایان عده خویش رسیدند، پس بخوبى نگاهشان دارید یا بخوبى آزادشان کنید. و [لى‌] آنان را براى [آزار و] زیان رساندن [به ایشان‌] نگاه مدارید تا [به حقوقشان‌] تعدى کنید. و هر کس چنین کند، قطعا بر خود ستم نموده است. و آیات خدا را به ریشخند مگیرید، و نعمت خدا را بر خود و آنچه را که از کتاب و حکمت بر شما نازل کرده و به [وسیله‌] آن به شما اندرز مى‌دهد، به یاد آورید؛ و از خدا پروا داشته باشید، و بدانید که خدا به هر چیزى داناست.///و هنگامى که زنان را طلاق دادید و به پایان مهلت [عده] رسیدند، پس یا به طرز شایسته آنها را نگاه دارید [و آشتى کنید] و یا آنها را به طرز پسندیده‌اى رها سازید. و براى آزار رسانیدن، آنان را نگاه ندارید تا [به حقوقشان] تجاوز کنید و کسى که چنین کند، به خویشتن ستم کرده است. و مبادا آیات خدا را به مسخره بگیرید. و نعمتى را که خداوند به شما داده و کتاب آسمانى و حکمتى را که بر شما نازل کرده و شما را با آن پند مى‌دهد، به یاد بیاورید و از خدا پروا کنید و بدانید خداوند از هر چیزى آگاه است.///و هرگاه زنان را طلاق دادید بایستی تا نزدیک پایان زمان عده یا آنها را به سازگاری (در خانه) نگاه دارید و یا به نیکی رها کنید، و روا نیست آنان را به آزار نگاه داشته تا بر آنها ستم کنید. هر کس چنین کند همانا بر خود ظلم کرده است. و آیات خدا را به مسخره نگیرید و به یاد آرید نعمت خدا را که به شما لطف فرمود و (به خصوص نعمت بزرگ) کتاب آسمانی و حکمت الهی را که به شما فرستاد و شما را به اندرز آن بهره‌مند گرداند، و از خدا پروا کنید و بدانید که خدا به همه چیز آگاه است.///و چون زنان را طلاق گفتید و نزدیک شد که عده‌شان را به سر رسانند، آنگاه یا ایشان را به نیکی نزد خود نگاه دارید، یا به نیکی رها کنید، و هرگز به زور و زیان نگاهشان ندارید که ستم کنید، و هرکس چنین کند بی‌شک بر خود ستم رواداشته است، و آیات الهی را به ریشخند مگیرید و نعمت الهی را بر خود و آنچه از کتاب و حکمت که بر شما نازل کرد و بدان پندتان داد، یاد کنید، و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند به همه چیز داناست‌///و هنگامی که زنان را طلاق دادید، و به آخرین روزهای «عده» رسیدند، یا به طرز صحیحی آنها را نگاه دارید (و آشتی کنید)، و یا به طرز پسندیده‌ای آنها را رها سازید! و هیچ‌گاه به خاطر زیان رساندن و تعدی کردن، آنها را نگاه ندارید! و کسی که چنین کند، به خویشتن ستم کرده است. (و با این اعمال، و سوء استفاده از قوانین الهی،) آیات خدا را به استهزا نگیرید! و به یاد بیاورید نعمت خدا را بر خود، و کتاب آسمانی و علم و دانشی که بر شما نازل کرده، و شما را با آن، پند می‌دهد! و از خدا بپرهیزید! و بدانید خداوند از هر چیزی آگاه است (و از نیات کسانی که از قوانین او، سوء استفاده می‌کنند، با خبر است)!///و اگر طلاق دادید زنان را و رسیدند به سرآمد خویش پس نگه داریدشان بخوبی یا رهاشان کنید بخوبی و نگهداری نکنید آنان را به آزار تا ستم کنید و آنکه این کار را کند ستم کرده است خویشتن را و نگیرید آیتهای خدا را به مسخره و یاد آرید نعمت خدا را بر شما و آنچه فرستاده است بر شما از کتاب و حکمت که اندرز دهد شما را بدان و بترسید خدا را و بدانید که خدا است به هر چیزی دانا///و هنگامی که زنان را طلاق گفتید، و عده‌ی خود را به پایان رساندند، (در این صورت) به شایستگی نگاهشان دارید یا به شایستگی آزادشان کنید و آنان را برای زیان‌رسانی طرفینی نگاه مدارید، تا (به حقوقشان) تعدی کنید؛ و هر کس چنان کند، بی‌چون بر خود ستم کرده است. و آیات خدا را به مسخره مگیرید و نعمت خدا را بر خود و آنچه را که از کتاب و حکمت بر شما نازل کرده و به (وسیله‌ی) آن اندرزتان می‌دهد، به یاد آورید. و از خدا پروا کنید، و بدانید که خدا به هر چیزی داناست. quran_en_fa When ye divorce women, and they fulfil the term of their ('Iddat), do not prevent them from marrying their (former) husbands, if they mutually agree on equitable terms. This instruction is for all amongst you, who believe in Allah and the Last Day. That is (the course Making for) most virtue and purity amongst you and Allah knows, and ye know not. و زمانی که زنان را طلاق دادید، و به پایان عده خود رسیدند، آنان را از ازدواج با شوهران سابق خود در صورتی که میان خودشان به روشی شایسته و متعارف توافق کنند باز مدارید. با این [حکم،] کسانی از شما که به خدا و روز قیامت ایمان دارند، پند داده می‌شوند. این برای شما سودمندتر وپاکیزه‌تر است؛ وخدا [مصالح شما را در همه امور] می‌داند وشما نمی‌دانید.///و زمانی که زنان را طلاق دادید، و به پایان عده خود رسیدند، آنان را از ازدواج با شوهران سابق خود در صورتی که میان خودشان به روشی شایسته و متعارف توافق کنند باز مدارید. با این [حکم،] کسانی از شما که به خدا و روز قیامت ایمان دارند، پند داده می‌شوند. این برای شما سودمندتر وپاکیزه‌تر است؛ وخدا [مصالح شما را در همه امور] می‌داند وشما نمی‌دانید.///و چون زنان را طلاق دادید و مهلتشان سرآمد، مانع مشوید که به نکاح همسران خود -هرگاه که میانشان رضایتى حاصل شده باشد- درآیند. کسى که از شما به خداى و روز قیامت ایمان آورده باشد اینچنین پند گیرد. و این شما را بهتر و به پاکى نزدیکتر است. خدا مى داند و شما نمى‌دانید.///و چون زنان را طلاق دادید و عده‌ى آنان سر آمد، آنان را از ازدواج با شوهران سابق خود در صورتى که میان آنها به خوبى توافق حاصل شده باشد جلوگیرى نکنید. هر که از شما به خدا و روز واپسین ایمان دارد با این دستور پند داده مى‌شود. این براى شما پربارتر و پاک///و چون زنان را طلاق گفتید، و عده خود را به پایان رساندند، آنان را از ازدواج با همسران [سابق‌] خود، چنانچه بخوبى با یکدیگر تراضى نمایند، جلوگیرى مکنید. هر کس از شما به خدا و روز بازپسین ایمان دارد، به این [دستورها] پند داده مى‌شود. [مراعات‌] این امر براى شما پربرکت‌تر و پاکیزه‌تر است، و خدا مى‌داند و شما نمى‌دانید.///و هنگامى که زنان را طلاق دادید و مهلت [عده] خود را به پایان رساندند، مانع آنها نشوید که با همسران [سابق] خویش ازدواج کنند، البته در صورتى که میان آنها به طرز پسندیده‌اى، توافق برقرار گردد. این موعظه­ای است که تنها افرادى از شما، که به خدا و روز قیامت ایمان دارند، از آن پند مى‌گیرند. این روش، مایه­ی پاکی و پاکیزگی هر چه بیشتر شماست. و خداوند مى‌داند و شما نمى‌دانید.///و چون زنان را طلاق دادید و زمان عده آن‌ها به پایان رسید، نباید آنها را از شوهر کردن منع کنید هرگاه به طریق مشروع به ازدواج با مردی تراضی کنند. بدین سخن پند داده شود هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان آورده. این دستور برای تزکیه نفوس شما بهتر است و خدا (به مصلحت شما) داناست و شما (خیر و صلاح خود) نمی‌دانید.///و چون زنان را طلاق گفتید و عده‌شان را به سر رساندند، آنگاه آنان را باز ندارید که اگر به خیر و خوشی به توافق رسیده بودند، به نکاح همسرانشان درآیند، هرکس از شما که به خداوند و روز بازپسین ایمان داشته باشد، به این پند می‌گیرد، اینها برای شما پاک‌تر و پاکیزه‌تر است و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید///و هنگامی که زنان را طلاق دادید و عده خود را به پایان رساندند، مانع آنها نشوید که با همسران (سابق) خویش، ازدواج کنند! اگر در میان آنان، به طرز پسندیده‌ای تراضی برقرار گردد. این دستوری است که تنها افرادی از شما، که ایمان به خدا و روز قیامت دارند، از آن، پند می‌گیرند (و به آن، عمل می‌کنند). این (دستور)، برای رشد (خانواده‌های) شما مؤثرتر، و برای شستن آلودگیها مفیدتر است؛ و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید.///و هنگامی که طلاق دادید زنان را و رسیدند به سرآمدشان پس بازندارید آنان را از آنکه همسر شوند با شوهران خویش اگر تراضی کنند فی ما بین خویش به خوبی بدین اندرز داده شود آن کس از شما که ایمان دارد به خدا و روز بازپسین این پاکتر است برای شما و پاکیزه‌تر و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید///و چون زنان را طلاق گفتید، و عده‌ی خود را به پایان رساندند، آنان را از ازدواج با همسران (پیشین یا کنونی) شان، چنانچه به شایستگی با یکدیگر تراضی نمایند، جلوگیری مکنید. هر کس از شما به خدا و روز بازپسین ایمان دارد، به این (دستورها) پند داده می‌شود؛ (مراعات) این برای شما پاکیزه‌تر و پاک‌تر است. و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید. quran_en_fa The mothers shall give such to their offspring for two whole years, if the father desires to complete the term. But he shall bear the cost of their food and clothing on equitable terms. No soul shall have a burden laid on it greater than it can bear. No mother shall be Treated unfairly on account of her child. Nor father on account of his child, an heir shall be chargeable in the same way. If they both decide on weaning, by mutual consent, and after due consultation, there is no blame on them. If ye decide on a foster-mother for your offspring, there is no blame on you, provided ye pay (the mother) what ye offered, on equitable terms. But fear Allah and know that Allah sees well what ye do. و مادران باید فرزندانشان را دو سال کامل شیر دهند. [این حکم] برای کسی است که می‌خواهد دوران شیرخوارگی [کودک] را تکمیل کند. تأمین خوراک و پوشاک مادران شیردهنده به طور شایسته و متعارف بر عهده پدر فرزند است. هیچ کس جز به اندازه توانش تکلیف نمی‌شود. نباید مادری به خاطر فرزندش زیان بیند، و نه پدری برای فرزندش دچار ضرر شود [بر پدر است که مخارج مادر و کودک را در حد متعارف بپردازد، و بر مادر است که بیش از طاقت مالی شوهر از شوهر طلب خوراک و پوشاک نکند]. و [چنانچه پدر کودک از دنیا برود] هزینه مادر و کودک به اندازه متعارف [از میراث به جا مانده] بر عهده وارث است. و اگر پدر و مادر بر اساس توافق و مشورتشان بخواهند کودک را [قبل از دو سال] از شیر بگیرند، گناهی بر آنان نیست. و اگر بخواهید برای فرزندانتان دایه بگیرید، گناهی بر شما نیست، در صورتی که مزدی را که باید بدهید، به طور شایسته و متعارف بپردازید. و از خدا پروا کنید و بدانید یقینا خدا به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///و مادران باید فرزندانشان را دو سال کامل شیر دهند. [این حکم] برای کسی است که می‌خواهد دوران شیرخوارگی [کودک] را تکمیل کند. تأمین خوراک و پوشاک مادران شیردهنده به طور شایسته و متعارف بر عهده پدر فرزند است. هیچ کس جز به اندازه توانش تکلیف نمی‌شود. نباید مادری به خاطر فرزندش زیان بیند، و نه پدری برای فرزندش دچار ضرر شود [بر پدر است که مخارج مادر و کودک را در حد متعارف بپردازد، و بر مادر است که بیش از طاقت مالی شوهر از شوهر طلب خوراک و پوشاک نکند]. و [چنانچه پدر کودک از دنیا برود] هزینه مادر و کودک به اندازه متعارف [از میراث به جا مانده] بر عهده وارث است. و اگر پدر و مادر بر اساس توافق و مشورتشان بخواهند کودک را [قبل از دو سال] از شیر بگیرند، گناهی بر آنان نیست. و اگر بخواهید برای فرزندانتان دایه بگیرید، گناهی بر شما نیست، در صورتی که مزدی را که باید بدهید، به طور شایسته و متعارف بپردازید. و از خدا پروا کنید و بدانید یقینا خدا به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///مادرانى که مى‌خواهند شیردادن را به فرزندان خود کامل سازند، دو سال تمام شیرشان بدهند. خوراک و لباس آنان، به وجهى نیکو، بر عهده صاحب فرزند است و هیچ کس بیش از قدرتش مکلف نمى شود. نباید هیچ مادرى به خاطر فرزندش زیانى ببیند و هیچ پدرى به خاطر فرزندش. و قیم نیز چنین بر عهده دارد. و اگر پدر و مادر بخواهند با رضایت و مشاورت یکدیگر فرزندشان را از شیر بازگیرند مرتکب گناهى نشده‌اند. و هرگاه بخواهید کسى دیگر را به شیردادن فرزندتان برگمارید، اگر مزدى نیکو و در خورش بپردازید گناهى نیست. از خدا بترسید و بدانید که او به کارى که مى‌کنید بصیر و بیناست.///مادرها فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند. [این‌] براى کسى است که بخواهد دوره‌ى شیر دادن را کامل کند، و خوراک و پوشاک آنها به طور شایسته بر عهده‌ى پدر فرزند است. هیچ کس جز به قدر توانش مکلف نمى‌شود. هیچ مادرى نباید به خاطر [اختلافات خود] به کودکش///و مادران [باید] فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند. [این حکم‌] براى کسى است که بخواهد دوران شیرخوارگى را تکمیل کند. و خوراک و پوشاک آنان [=مادران‌]، به طور شایسته، بر عهده پدر است. هیچ کس جز به قدر وسعش مکلف نمى‌شود. هیچ مادرى نباید به سبب فرزندش زیان ببیند، و هیچ پدرى [نیز] نباید به خاطر فرزندش [ضرر ببیند]. و مانند همین [احکام‌] بر عهده وارث [نیز] هست. پس اگر [پدر و مادر] بخواهند با رضایت و صوابدید یکدیگر، کودک را [زودتر] از شیر بازگیرند، گناهى بر آن دو نیست. و اگر خواستید براى فرزندان خود دایه بگیرید، بر شما گناهى نیست، به شرط آنکه چیزى را که پرداخت آن را به عهده گرفته‌اید، به طور شایسته بپردازید. و از خدا پروا کنید و بدانید که خداوند به آنچه انجام مى‌دهید بیناست.///مادرانى که مى‌خواهند دوران شیردهى را کامل سازند، دو سال تمام فرزندانشان را شیر دهند. و خوراک و پوشاک این مادران، به وجهى نیکو بر عهده‌ی [پدر و] صاحب فرزند است. [البته] هیچ کس تکلیفى بیش از مقدار توانایى خود ندارد. هیچ مادرى به خاطر فرزندش و نیز هیچ پدرى به خاطر فرزندش نباید دچار ضرر شود. و [اگر پدر نباشد، هزینه مادر] بر عهده‌ی وارث اوست. و اگر پدر و مادر با توافق و مشورت یکدیگر بخواهند کودک را [زودتر از دو سال] از شیر بازگیرند، گناهى بر آنها نیست. و اگر خواستید دایه‌اى براى فرزندانتان بگیرید، گناهى بر شما نیست، به شرط این که آنچه را به وجهى پسندیده قرار گذاشته‌اید، بپردازید. و از [مخالفت فرمان] خدا بپرهیزید و بدانید خدا، به آنچه انجام مى‌دهید، بیناست.///و مادران بایستی دو سال کامل فرزندان خود را شیر دهند، البته آن کسی که خواهد فرزند را شیر تمام دهد؛ و به عهده صاحب فرزند است (یعنی پدر) که خوراک و لباس مادر را به حد متعارف بدهد، هیچ کس را تکلیف جز به اندازه طاقت نکنند، نه مادر باید در نگهبانی فرزند به زحمت و زیان افتد و نه پدر بیش از حد متعارف برای کودک متضرر شود. و اگر کودک را پدر نبود وارث باید در نگهداری او به حد متعارف قیام کند. و اگر پدر و مادر به رضایت و مصلحت دید یکدیگر بخواهند فرزند را از شیر بگیرند هر دو را رواست، و اگر خواهید که برای فرزندان دایه بگیرید آن هم روا باشد در صورتی که دایه را حقوقی به متعارف بدهید. و از خدا پروا کنید و بدانید که خداوند به کردار شما بیناست.///و مادران فرزندانشان را دو سال کامل شیر دهند، این برای کسی است که بخواهد دوران شیرخوارگی را به حد کمال برساند و خوراک و پوشاک آنان در حد عرف بر عهده پدر فرزند است، هیچ‌کس جز به اندازه توانش مکلف نمی‌شود، هیچ مادری نباید به خاطر فرزندش رنجه شود و نیز نباید پدر به خاطر فرزندش رنجه شود، وارث [و قیم‌] نیز همین حکم را دارد، و اگر به توافق و مشورت، قصد از شیر گرفتن فرزند را کردند، گناهی بر آنان نیست، و اگر خواستید برای فرزندانتان دایه بگیرید، چون به درستی دستمزد آنان را بپردازید، گناهی بر شما نیست، و از خداوند پروا کنید و بدانید که خدا از کار و کردار شما آگاه است‌///مادران، فرزندان خود را دو سال تمام، شیر می‌دهند. (این) برای کسی است که بخواهد دوران شیرخوارگی را تکمیل کند. و بر آن کس که فرزند برای او متولد شده [= پدر]، لازم است خوراک و پوشاک مادر را به طور شایسته (در مدت شیر دادن بپردازد؛ حتی اگر طلاق گرفته باشد.) هیچ کس موظف به بیش از مقدار توانایی خود نیست! نه مادر (به خاطر اختلاف با پدر) حق ضرر زدن به کودک را دارد، و نه پدر. و بر وارث او نیز لازم است این کار را انجام دهد [= هزینه مادر را در دوران شیرخوارگی تأمین نماید]. و اگر آن دو، با رضایت یکدیگر و مشورت، بخواهند کودک را (زودتر) از شیر بازگیرند، گناهی بر آنها نیست. و اگر (با عدم توانایی، یا عدم موافقت مادر) خواستید دایه‌ای برای فرزندان خود بگیرید، گناهی بر شما نیست؛ به شرط اینکه حق گذشته مادر را به طور شایسته بپردازید. و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و بدانید خدا، به آنچه انجام می‌دهید، بیناست!///و مادران شیر دهند کودکان خویش را دو سال کامل برای کسی که بخواهد تمام کند شیر دادن را و بر مولودله (پدر کودک) است خوراک و پوشاک آنان به متعارف تکلیف نشود کسی جز به اندازه توانائیش آزار نشود مادر به کودکش و نه مولودله (پدر) به فرزندش و بر وارث است مانند این پس اگر خواستند از شیر بازگرفتن را با تراضی و مشاورت هر دو باکی بر آنان نیست و اگر برای کودکان خود شیرده خواستید باکی بر شما نیست اگر بپردازید آنچه را دهید بخوبی و بترسید خدا را و بدانید که خدا بدانچه می‌کنید بینا است‌///و مادران، فرزندان خود را دو سال تمام باید شیر دهند. (این حکم) برای مردی است که بخواهد دوران شیرخوارگی را تکمیل کند، و روزی و پوشاک آنان [: مادران] به شایستگی، بر (عهده‌ی) پدران است. هیچ کس جز به اندازه‌ی وسعش مکلف نمی‌شود. هیچ مادری نباید به سبب فرزندش زیان طرفینی ببیند و نه هیچ پدری به خاطر فرزندش (زیان طرفینی ببیند). و مانند همین (احکام) بر (عهده‌ی) وارث (نیز) هست. پس اگر (پدر و مادر) بخواهند با رضایت و مشورت یکدیگر کودک را (از شیر) بازگیرند، گناهی بر آن دو نیست و اگر خواستید مادران به فرزندانشان شیر دهند بر شما گناهی نیست‌؛ هنگامی که چیزی را که (به آنان) پرداخت می‌کنید، به شایستگی بپردازید. و از خدا پروا بدارید و بدانید که همواره خدا به آنچه انجام می‌دهید بیناست. quran_en_fa If any of you die and leave widows behind, they shall wait concerning themselves four months and ten days: When they have fulfilled their term, there is no blame on you if they dispose of themselves in a just and reasonable manner. And Allah is well acquainted with what ye do. و کسانی از شما که می‌میرند و همسرانی باقی می‌گذارند، باید همسران چهار ماه و ده روز انتظار برند [و از شوهر کردن خودداری ورزند]؛ پس چون به پایان مدتشان رسیدند، در آنچه درباره خودشان به طور شایسته و متعارف [نسبت به ازدواج یا ترک آن] انجام دهند بر شما [حاکمان، وارثان متوفی و اقوام زنان] گناهی نیست؛ و خدا از آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///و کسانی از شما که می‌میرند و همسرانی باقی می‌گذارند، باید همسران چهار ماه و ده روز انتظار برند [و از شوهر کردن خودداری ورزند]؛ پس چون به پایان مدتشان رسیدند، در آنچه درباره خودشان به طور شایسته و متعارف [نسبت به ازدواج یا ترک آن] انجام دهند بر شما [حاکمان، وارثان متوفی و اقوام زنان] گناهی نیست؛ و خدا از آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///کسانى که از شما بمیرند و زنانى بر جاى گذارند، آن زنان باید که چهار ماه و ده روز انتظار کشند؛ و چون مدتشان به سرآمد، اگر درباره خویش کارى شایسته و در خور کنند، بر شما گناهى نیست، که خدا به کارهایى که مى‌کنید آگاه است.///و کسانى از شما که مى‌میرند و همسرانى به جا مى‌گذارند [آنها] باید چهار ماه و ده روز عده نگه دارند، و چون عده‌ى آنها سر آمد، در آنچه به شایستگى در باره‌ى خود انجام دهند گناهى بر شما نیست، و خدا به آنچه مى‌کنید آگاه است///و کسانى از شما که مى‌میرند و همسرانى بر جاى مى‌گذارند، [همسران‌] چهار ماه و ده روز انتظار مى‌برند؛ پس هرگاه عده خود را به پایان رساندند، در آنچه آنان به نحو پسندیده درباره خود انجام دهند، گناهى بر شما نیست، و خداوند به آنچه انجام مى‌دهید آگاه است.///و کسانى از شما که مى‌میرند و همسرانى باقى مى‌گذارند، آن زنان باید چهار ماه و ده روز انتظار بکشند و چون به پایان مهلت [عده] شان رسیدند، گناهى بر شما نیست که هر چه مى‌خواهند، درباره‌ى خودشان به طور شایسته انجام دهند. [و با مرد دلخواه خود، ازدواج کنند.] و خداوند به آنچه عمل مى‌کنید، آگاه است.///و مردانی که بمیرند و زنانشان زنده مانند، آن زنان باید از شوهر کردن خودداری کنند تا مدت چهار ماه و ده روز بگذرد، پس از انقضاء این مدت بر شما گناهی نیست که آنان در حق خویش کاری شایسته کنند (از زینت کردن و شوهر نمودن)، و خداوند از کردارتان آگاه است.///و کسانی از شما که جان می‌سپارند و همسرانی به جا می‌گذارند، [آن زنان‌] باید چهارماه و ده روز درنگ کنند [عده نگهدارند] و چون مدت عده‌شان را به سر رساندند، در آنچه به وجه پسندیده در حق خویش می‌کنند بر آنان گناهی نیست و خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است‌///و کسانی که از شما می‌میرند و همسرانی باقی می‌گذارند، باید چهار ماه و ده روز، انتظار بکشند (و عده نگه دارند)! و هنگامی که به آخر مدتشان رسیدند، گناهی بر شما نیست که هر چه می‌خواهند، در باره خودشان به طور شایسته انجام دهند (و با مرد دلخواه خود، ازدواج کنند). و خدا به آنچه عمل می‌کنید، آگاه است.///و آنان که بمیرند از شما و بازمی گذارند زنانی در انتظار بگذارند آن زنان خویشتن را چهار ماه و ده روز تا گاهی که به سرآمد خود رسیدند باکی نیست بر شما در آنچه در باره خود کنند به نیکی و خدا بدانچه می‌کنید دانا است‌///و کسانی از شما که مرگ گریبانگیرشان می‌شود و همسرانی بر جای می‌گذارند، (این همسران بایستی) چهار ماه و ده شب انتظار برند؛ پس هنگامی که به زمان پایانیشان رسیدند، در آنچه آنان به گونه‌ای پسندیده درباره‌ی خود انجام دهند، هرگز گناهی بر شما نیست. و خدا به آنچه انجام می‌دهید آگاه است. quran_en_fa There is no blame on you if ye make an offer of betrothal or hold it in your hearts. Allah knows that ye cherish them in your hearts: But do not make a secret contract with them except in terms Honourable, nor resolve on the tie of marriage till the term prescribed is fulfilled. And know that Allah Knoweth what is in your hearts, and take heed of Him; and know that Allah is Oft-forgiving, Most Forbearing. در سخنانی که هنگام خواستگاری زن‌ها [یی که در عده وفات اند] بدون صراحت و وضوح گویید [مانند اینکه من «خوش معاشرتم» و «زن دوستم» و به زنی که دارای چنین صفاتی باشد علاقه مندم] یا قصد ازدواج با آنان را در دل پنهان دارید، گناهی بر شما نیست. خدا می‌داند که شما به زودی آنان را [بر اساس میل فطری و خواسته طبیعی] یاد خواهید کرد؛ ولی با آنان در پنهانی و خلوت قرار ازدواج نگذارید، جز آنکه گفتاری پسندیده [و بدون صراحت و وضوح] بگویید. و هرگز تصمیم بستن عقد ازدواج نگیرید تا عده وفات به پایان رسد، و بدانید که خدا آنچه در دل دارید می‌داند؛ بنابراین از [مخالفت با] او بپرهیزید، و بدانید که خدا بسیار آمرزنده و بردبار است.///در سخنانی که هنگام خواستگاری زن‌ها [یی که در عده وفات اند] بدون صراحت و وضوح گویید [مانند اینکه من «خوش معاشرتم» و «زن دوستم» و به زنی که دارای چنین صفاتی باشد علاقه مندم] یا قصد ازدواج با آنان را در دل پنهان دارید، گناهی بر شما نیست. خدا می‌داند که شما به زودی آنان را [بر اساس میل فطری و خواسته طبیعی] یاد خواهید کرد؛ ولی با آنان در پنهانی و خلوت قرار ازدواج نگذارید، جز آنکه گفتاری پسندیده [و بدون صراحت و وضوح] بگویید. و هرگز تصمیم بستن عقد ازدواج نگیرید تا عده وفات به پایان رسد، و بدانید که خدا آنچه در دل دارید می‌داند؛ بنابراین از [مخالفت با] او بپرهیزید، و بدانید که خدا بسیار آمرزنده و بردبار است.///و اگر به کنایت از آن زنان خواستگارى کنید یا اندیشه خود در دل نهان دارید، گناهى بر شما نیست. زیرا خدا مى‌داند که از آنها به زودى یاد خواهید کرد. ولى در نهان با آنان وعده منهید، مگر آنکه به وجهى نیکو سخن گویید؛ و آهنگ بستن نکاح مکنید تا آن مدت به سر آید، و بدانید که خدا به آنچه در دل دارید آگاه است. از او بترسید و بدانید که او آمرزنده و بردبار است.///و گناهى بر شما نیست که به کنایه و سر بسته از [این‌] زنان خواستگارى کنید یا [ازدواج با آنها را] در دل نهان دارید. خدا آگاه است، که شما آنها را یاد خواهید نمود، ولى با آنها قرار پنهانى مگذارید، مگر سخنى شایسته [و کنایى‌] بگویید. و تا عده‌شان سر نیامد///و در باره آنچه شما به طور سربسته، از آنان [در عده وفات‌] خواستگارى کرده، یا [آن را] در دل پوشیده داشته‌اید، بر شما گناهى نیست. خدا مى‌دانست که [شما] به زودى به یاد آنان خواهید افتاد، ولى با آنان قول و قرار پنهانى مگذارید، مگر آنکه سخنى پسندیده بگویید. و به عقد زناشویى تصمیم مگیرید، تا زمان مقرر به سرآید، و بدانید که خداوند آنچه را در دل دارید مى‌داند. پس، از [مخالفت‌] او بترسید، و بدانید که خداوند آمرزنده و بردبار است.///و گناهى بر شما نیست که به طور کنایه [از زنانى که در عده هستند،] خواستگارى کنید یا [تصمیم خود را] در دل نهان دارید. خداوند مى‌داند که شما آنها را یاد خواهید کرد، ولى با آنها وعده‌ی پنهانى [براى ازدواج] نداشته باشید، مگر آن که [به کنایه] سخن پسندیده بگویید، ولى [در هر حال] اقدام به عقد ازدواج ننمایید تا مدت مقرر به سر آید، و بدانید خداوند آنچه را که در دل دارید، مى‌داند، پس از [مخالفت با] او بپرهیزید و بدانید خداوند آمرزنده و بردبار است.///و باکی بر شما نیست که به فکر خواستگاری آن زنان برآیید یا نیت ازدواج را در دل داشته بدون اظهار، تنها خدا داند که از این پس از دل به زبان خواهید آورد، ولیکن (در عده) با آنها پنهانی قرار و پیمانی نگذارید مگر آنکه سخنی به میزان شرع گویید، ولی عزم عقد و ازدواج مکنید تا زمان عده آنها منقضی شود، و بدانید که خداوند از نیات درونی شما آگاه است، پس از او بترسید و بدانید که خدا بسیار آمرزنده و بردبار است.///و نیز در خواستگاری از زنان [مطلقه، یا همسر مرده‌] آنچه به کنایه بر زبان آورید یا در دل نگه دارید، گناهی بر شما نیست، خداوند می‌داند که به زودی از آنان یاد خواهید کرد، ولی در نهان به آنان وعده ندهید، مگر آنکه سخنی سنجیده بگویید، و آهنگ عقد ازدواج نکنید تا عده به سر رسد، و بدانید که خداوند از آنچه در دل دارید آگاه است، از او بر حذر باشید و بدانید که خداوند آمرزگار بردبار است‌///و گناهی بر شما نیست که به طور کنایه، (از زنانی که همسرانشان مرده‌اند) خواستگاری کنید، و یا در دل تصمیم بر این کار بگیرید (بدون اینکه آن را اظهار کنید). خداوند می‌دانست شما به یاد آنها خواهید افتاد؛ (و با خواسته طبیعی شما به شکل معقول، مخالف نیست؛) ولی پنهانی با آنها قرار زناشویی نگذارید، مگر اینکه به طرز پسندیده‌ای (به طور کنایه) اظهار کنید! (ولی در هر حال،) اقدام به ازدواج ننمایید، تا عده آنها سرآید! و بدانید خداوند آنچه را در دل دارید، می‌داند! از مخالفت او بپرهیزید! و بدانید خداوند، آمرزنده و بردبار است (و در مجازات بندگان، عجله نمی‌کند)!///و نیست باکی بر شما در آنچه بدان اشارت کرده‌اید به خواستگاری زنان یا نهان داشته‌اید نزد خویشتن (در دل خویش) دانست خدا که خواهید سخن گفت با آنان و لیکن وعده ندهید ایشان را در خلوت (پنهانی) مگر آنکه بگوئید گفتاری متعارف و نبندید گره نکاح را (زناشوئی را) تا برسد نامه به سررسید خود و بدانید که خدا می‌داند آنچه را در دلهای شما است پس بترسیدش و بدانید که خدا است آمرزنده بردبار///و در (باره‌ی) آنچه شما از زنان (در عده‌ی وفات) خواستگاری کردید، یا (آن را) در دل پوشیده داشتید، بر شما گناهی نیست. خدا می‌دانست که بی‌گمان (شما) به زودی به یاد آنان خواهید افتاد. ولی با آنان قول و قرار پنهانی مگذارید، مگر آنکه (با آنان) سخنی پسندیده بگویید؛ و به عقد زناشویی تصمیم مگیرید تا زمان مقرر حتمی (آنها) سر آید. و بدانید که خدا آنچه را در درونتان (پنهان) است همی می‌داند. پس از او پروا کنید، و بدانید خدا همواره پوشنده‌ا‌ی بردبار است. quran_en_fa There is no blame on you if ye divorce women before consummation or the fixation of their dower; but bestow on them (A suitable gift), the wealthy according to his means, and the poor according to his means;- A gift of a reasonable amount is due from those who wish to do the right thing. اگر زنان را پیش از آمیزش جنسی یا تعیین مهریه طلاق دادید [در این طلاق] بر شما گناهی نیست؛ و [در چنین موقعیتی بر شما واجب است] آنان را [از مال خود] بهره‌ای شایسته و متعارف دهید؛ توانگر به اندازه خویش، و تنگدست به اندازه خویش که این حقی لازم بر عهده نیکوکاران است.///اگر زنان را پیش از آمیزش جنسی یا تعیین مهریه طلاق دادید [در این طلاق] بر شما گناهی نیست؛ و [در چنین موقعیتی بر شما واجب است] آنان را [از مال خود] بهره‌ای شایسته و متعارف دهید؛ توانگر به اندازه خویش، و تنگدست به اندازه خویش که این حقی لازم بر عهده نیکوکاران است.///اگر زنانى را که با آنها نزدیکى نکرده‌اید و مهرى برایشان مقرر نداشته‌اید طلاق گویید، گناهى نکرده‌اید. ولى آنها را به چیزى در خور بهره‌مند سازید: توانگر به قدر توانش و درویش به قدر توانش. این کارى است شایسته نیکوکاران.///اگر زنان را قبل از نزدیکى و قبل از تعیین مهر طلاق دادید گناهى بر شما نیست ولى هدیه شایسته‌اى تقدیمشان کنید، توانگر به قدر توان خویش و تنگدست به قدر توان خویش، و این وظیفه‌اى بر نیکوکاران است///اگر زنان را، مادامى که با آنان نزدیکى نکرده و بر ایشان مهرى [نیز] معین نکرده‌اید، طلاق گویید، بر شما گناهى نیست، و آنان را به طور پسندیده، به نوعى بهره‌مند کنید -توانگر به اندازه [توان‌] خود، و تنگدست به اندازه [وسع‌] خود. [این کارى است‌] شایسته نیکوکاران.///اگر زنان را قبل از آمیزش و یا تعیین مهریه، [به عللى] طلاق دهید، گناهى بر شما نیست، ولى آنها را [با هدیه‌اى مناسب] بهره‌مند سازید. آن کس که توانایى دارد، به اندازه توانش و آن کس که تنگدست است، به اندازه‌ى وسعش، هدیه‌اى شایسته بدهد. این کار براى نیکوکاران سزاوار است.///باکی بر شما نیست اگر طلاق دهید زنانی را که با آنان مباشرت نکرده و مهری مقرر نداشته‌اید ولی آنها را به چیزی بهره‌مند سازید، دارا به قدر خود و نادار به قدر خویش به بهره‌ای شایسته او، که این سزاوار مقام نیکوکاران است.///بر شما گناهی نیست که زنانی را که با آنان نزدیکی نکرده و مهر نیز تعیین نکرده‌اید، طلاق دهید، ولی آنان را [به عطیه‌ای‌] بهره‌مند سازید [عطیه‌ای‌] که به وجه پسندیده بر عهده توانگر به اندازه توانش و بر تنگدست نیز به اندازه توانش نهاده شده است که بر نیکوکاران مقرر است‌///اگر زنان را قبل از آمیزش‌جنسی یا تعیین مهر، (به عللی) طلاق دهید، گناهی بر شما نیست. (و در این موقع،) آنها را (با هدیه‌ای مناسب،) بهره‌مند سازید! آن کس که توانایی دارد، به اندازه تواناییش، و آن کس که تنگدست است، به اندازه خودش، هدیه‌ای شایسته (که مناسب حال دهنده و گیرنده باشد) بدهد! و این بر نیکوکاران، الزامی است.///نیست باکی بر شما اگر طلاق دهید زنان را مادامی که دست بدیشان نرسانیده یا چیزی برای ایشان معین نکرده باشید و بهره‌مندشان (برخوردارشان) کنید بر توانگر است به مقدار توانائیش و بر تنگدست است به اندازه قدرتش بهره به خوبی حقی است بر نکوکاران‌///اگر زنان را - مادامی که با آنان نزدیکی نکرده، یا برایشان مهری معین نکرده‌اید - طلاق گویید، بر شما هرگز گناهی نیست و آنان را به شایستگی به مالی (افزون بر مهریه) بهره‌مند کنید - توانگر به اندازه‌ی گشایشش، و تنگدست به اندازه‌ی تنگناییش‌- حال آنکه (این) حقی است بر عهده‌ی نیکوکاران. quran_en_fa And if ye divorce them before consummation, but after the fixation of a dower for them, then the half of the dower (Is due to them), unless they remit it or (the man's half) is remitted by him in whose hands is the marriage tie; and the remission (of the man's half) is the nearest to righteousness. And do not forget Liberality between yourselves. For Allah sees well all that ye do. و اگر آنان را پیش از آمیزش جنسی طلاق دهید، در حالی که برای آنان مهری تعیین کرده‌اید، پس [بر شما واجب است] نصف آنچه تعیین کرده‌اید [به آنان بپردازید]، مگر آنکه خود آنان یا کسی که پیوند ازدواج به دست اوست [مانند ولی یا وکیل] آن را ببخشند. و گذشت و بخشش شما [که تمام مهریه را به زن بپردازید،] به پرهیزکاری نزدیک‌تر است. و فزون بخشی و نیکوکاری را در میان خودتان فراموش نکنید که خدا به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///و اگر آنان را پیش از آمیزش جنسی طلاق دهید، در حالی که برای آنان مهری تعیین کرده‌اید، پس [بر شما واجب است] نصف آنچه تعیین کرده‌اید [به آنان بپردازید]، مگر آنکه خود آنان یا کسی که پیوند ازدواج به دست اوست [مانند ولی یا وکیل] آن را ببخشند. و گذشت و بخشش شما [که تمام مهریه را به زن بپردازید،] به پرهیزکاری نزدیک‌تر است. و فزون بخشی و نیکوکاری را در میان خودتان فراموش نکنید که خدا به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///اگر برایشان مهرى معین کرده‌اید و پیش از نزدیکى طلاقشان مى گویید، نصف آنچه مقرر کرده‌اید بپردازید؛ مگر آنکه ایشان خود، یا کسى که عقد نکاح به دست اوست، آن را ببخشد. و بخشیدن شما به پرهیزگارى نزدیکتر است. و فضیلت را میان خود فراموش مکنید، که خدا به کارهایى که مى‌کنید بیناست.///و اگر زنان را پیش از نزدیکى طلاق دادید و مهرى براى آنان تعیین کرده بودید، نصف آنچه مقرر داشته‌اید بر عهده‌ى شماست، مگر این که آنان خود ببخشند یا کسى که امر ازدواج به دست اوست ببخشد. و گذشت شما به تقوا نزدیک‌تر است، و بزرگوارى را در میان خودتان فرامو///و اگر پیش از آنکه با آنان نزدیکى کنید، طلاقشان گفتید، در حالى که براى آنان مهرى معین کرده‌اید، پس نصف آنچه را تعیین نموده‌اید [به آنان بدهید]، مگر اینکه آنان خود ببخشند، یا کسى که پیوند نکاح به دست اوست ببخشد؛ و گذشت کردن شما به تقوا نزدیکتر است. و در میان یکدیگر بزرگوارى را فراموش مکنید، زیرا خداوند به آنچه انجام مى‌دهید بیناست.///و اگر زنان را قبل از آمیزش طلاق دهید، در حالى که براى آنها مهریه تعیین کرده‌اید، نصف آنچه را تعیین کرده‌اید، [به آنها بدهید،] مگر این که آنها ببخشند و یا [ولى آنها، یعنى] کسى که عقد ازدواج به دست اوست، آن را ببخشد، و این که شما گذشت کنید [و تمام مهریه را بپردازید،] به پرهیزکارى نزدیک‌تر است و گذشت و نیکوکارى را در میان خود فراموش نکنید که خداوند به آنچه انجام مى‌دهید، بیناست.///و اگر زنها را قبل از مباشرت با آن‌ها طلاق دهید، در صورتی که بر آنان مهر مقرر داشته‌اید بایستی نصف مهری را که تعیین شده به آنها بدهید مگر آنها خود گذشت کنند یا کسی که امر نکاح به دست اوست (مثل پدر یا جد) از آن حق در گذرند، و گذشت کردن به تقوا و خدا پرستی نزدیکتر است، و فضیلتهایی که در نیکویی به یکدیگر است فراموش مکنید، (و بدانید) که خداوند به هر کار (نیک و بد) شما بیناست.///و اگر پیش از نزدیکی با آنان، خواستید طلاقشان بدهید، و مهری برایشان تعیین کرده بودید، پرداختن نیمه آن بر عهده شماست، مگر آنکه زنان [آن نیمه را] ببخشند، یا کسی که سررشته نکاح در دست اوست [نیمه دیگر را هم‌] ببخشد [و مهر را به تمامی بدهد] و بخشش و بخشایش نزدیکتر به پرهیزگاری است، و بزرگواری را در بین خودتان فراموش نکنید، که خداوند از کار و کردار شما آگاه است‌///و اگر آنان را، پیش از آن که با آنها تماس بگیرید و (آمیزش‌جنسی کنید) طلاق دهید، در حالی که مهری برای آنها تعیین کرده‌اید، (لازم است) نصف آنچه را تعیین کرده‌اید (به آنها بدهید) مگر اینکه آنها (حق خود را) ببخشند؛ یا (در صورتی که صغیر و سفیه باشند، ولی آنها، یعنی) آن کس که گره ازدواج به دست اوست، آن را ببخشد. و گذشت کردن شما (و بخشیدن تمام مهر به آنها) به پرهیزکاری نزدیکتر است، و گذشت و نیکوکاری را در میان خود فراموش نکنید، که خداوند به آنچه انجام می‌دهید، بیناست!///و اگر طلاقشان دادید پیش از آنکه دست بدانان رسانید حالی که فریضه‌ای برای آنان فرض کرده باشید (کابینی بسته باشید) پس نیمی از آنچه فرض کرده‌اید مگر آنکه ببخشند یا ببخشد آنکه به دست اوست گره زناشوئی و ببخشید نزدیکتر است به تقوی و فراموش نکنید نکوکاری را میان خود همانا خدا بدانچه می‌کنید بینا است‌///و اگر پیش از آنکه با آنان نزدیکی کنید، طلاقشان دادید، حال آنکه برایشان مهری معین کرده‌اید، نصف آنچه را تعیین نموده‌اید (به آنان بدهید) مگر اینکه خودشان آن را (هم) ببخشند؛ یا کسی که پیوند نکاح (و طلاق) تنها به دست اوست (که همان شوهر است) ببخشد (که تمامی مهر مقرر را بپردازد) و گذشت کردن شما شوهران (از گذشت زنان) به تقوا نزدیکتر است‌. و در میان یکدیگر (بزرگواری و) فضیلت را فراموش مکنید. همواره خدا به آنچه انجام می‌دهید بیناست. quran_en_fa Guard strictly your (habit of) prayers, especially the Middle Prayer; and stand before Allah in a devout (frame of mind). بر همه نمازها و به ویژه نماز میانه [که بر اساس پاره‌ای از روایات، نماز ظهر است] محافظت کنید، و [هنگام عبادت] فروتنانه برای خدا قیام کنید.///بر همه نمازها و به ویژه نماز میانه [که بر اساس پاره‌ای از روایات، نماز ظهر است] محافظت کنید، و [هنگام عبادت] فروتنانه برای خدا قیام کنید.///نمازها و نماز میانین را پاس دارید و مطیعانه براى خدا قیام کنید.///همه نمازها به ویژه نماز میانه را پاس دارید و مطیعانه براى خدا به [نماز] ایستید///بر نمازها و نماز میانه مواظبت کنید، و خاضعانه براى خدا به پا خیزید.///بر انجام همه‌ى نمازها و [به ویژه] نماز وسطى [ظهر]، مواظبت کنید و براى خدا خاضعانه به پاخیزید.///بر نمازها مواظبت و توجه کامل داشته باشید و به خصوص نماز وسطی (صبح) و به طاعت خدا قیام کنید.///بر نمازهای پنج‌گانه مواظبت کنید، به ویژه نماز میانه، و فروتنانه در برابر خدا [به نماز] بایستید///در انجام همه نمازها، (به خصوص) نماز وسطی [= نماز ظهر] کوشا باشید! و از روی خضوع و اطاعت، برای خدا بپاخیزید!///مواظبت کنید بر نمازها و نماز میانه و بپای ایستید برای خدا فروتنان‌///بر نمازها و نماز میانه (مانند نماز صبح) محافظت و نگهبانی کنید و خاضعانه برای خدا به‌پا خیزید. quran_en_fa If ye fear (an enemy), pray on foot, or riding, (as may be most convenient), but when ye are in security, celebrate Allah's praises in the manner He has taught you, which ye knew not (before). پس اگر [از دشمن یا حیوانات درنده یا خطر دیگر] ترس داشتید، [نماز را] پیاده یا سواره بخوانید و هنگامی که امنیت یافتید، خدا را [با خواندن نماز] یاد کنید، نمازی که آن را در ضمن سایر برنامه‌های دینی که دانای به آنها نبودید، به شما آموخت.///پس اگر [از دشمن یا حیوانات درنده یا خطر دیگر] ترس داشتید، [نماز را] پیاده یا سواره بخوانید و هنگامی که امنیت یافتید، خدا را [با خواندن نماز] یاد کنید، نمازی که آن را در ضمن سایر برنامه‌های دینی که دانای به آنها نبودید، به شما آموخت.///و اگر از دشمن بیمناک بودید، پیاده یا سواره نماز کنید. و چون ایمن شدید خدا را یاد کنید، زیرا به شما چیزهایى آموخت که نمى‌دانستید.///پس اگر [از دشمن‌] بیم داشتید، پیاده یا سواره نماز کنید، و چون ایمن شدید خدا را یاد کنید همان طور که به شما چیزهایى آموخت که نمى‌دانستید///پس اگر بیم داشتید، پیاده یا سواره [نماز کنید]؛ و چون ایمن شدید، خدا را یاد کنید که آنچه نمى‌دانستید به شما آموخت.///پس اگر [از دشمن یا خطرى دیگر] بیم داشتید، پیاده یا سواره [نماز گزارید]، و آن‌گاه که ایمن شدید، [با خواندن نماز به صورت معمول] خدا را یاد کنید؛ آن‌گونه که خداوند به شما آموخته، آنچه را نمی‌دانسته‌اید.///پس اگر شما را بیم خطری از دشمن باشد به هر حال که میسر است، پیاده یا سواره نماز به جای آرید و آن گاه که ایمنی یافتید خدا را یاد کنید که او شما را به آنچه نمی‌دانستید دانا گردانید.///ولی اگر بیمناک بودید [نماز خوف را] پیاده یا سواره [به جای آورید] و چون امن و آسایش یافتید، خدا را یاد کنید، که آنچه نمی‌دانستید به شما آموخت‌///و اگر (به خاطر جنگ، یا خطر دیگری) بترسید، (نماز را) در حال پیاده یا سواره انجام دهید! اما هنگامی که امنیت خود را بازیافتید، خدا را یاد کنید! [= نماز را به صورت معمولی بخوانید!] همان‌گونه که خداوند، چیزهایی را که نمی‌دانستید، به شما تعلیم داد.///و اگر ترسیدید پس پیادگان یا سواران تا گاهی که ایمن شدید یاد کنید خدا را بدانچه بیاموخت شما را آنچه نمی‌دانستید///پس اگر بیم داشتید، پیاده یا سواره (نماز را به جای آورید). پس هنگامی که ایمن شدید خدا را یاد کنید؛ همان‌گونه که آنچه نمی‌توانستید بدانید به شما آموخت. quran_en_fa Those of you who die and leave widows should bequeath for their widows a year's maintenance and residence; but if they leave (The residence), there is no blame on you for what they do with themselves, provided it is reasonable. And Allah is Exalted in Power, Wise. و کسانی از شما که مرگشان نزدیک می‌شود، و همسرانی به جا می‌گذارند، باید برای همسرانشان وصیت کنند که آنان را تا یک سال بدون بیرون کردن از خانه از هزینه زندگی بهره مند سازند. پس اگر [به اختیار خود] بیرون رفتند، در آنچه نسبت به خود [از ازدواج یا انتخاب شغل] به طور شایسته و متعارف انجام دهند، بر شما [وارثان میت به سبب نپرداختن هزینه زندگی آنان] گناهی نیست؛ و خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///و کسانی از شما که مرگشان نزدیک می‌شود، و همسرانی به جا می‌گذارند، باید برای همسرانشان وصیت کنند که آنان را تا یک سال بدون بیرون کردن از خانه از هزینه زندگی بهره مند سازند. پس اگر [به اختیار خود] بیرون رفتند، در آنچه نسبت به خود [از ازدواج یا انتخاب شغل] به طور شایسته و متعارف انجام دهند، بر شما [وارثان میت به سبب نپرداختن هزینه زندگی آنان] گناهی نیست؛ و خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///مردانى از شما که مى‌میرند و زنانى برجاى مى‌گذارند باید که درباره زنان خود وصیت کنند که هزینه آنها را به مدت یک سال بدهند و از خانه اخراجشان نکنند. پس اگر خود خارج شوند، در مورد تصمیمى که به نحو شایسته‌اى براى خود مى‌گیرند گناهى بر شما نیست. و خدا غالب و حکیم است.///و کسانى از شما که در آستانه مرگ قرار مى‌گیرند و همسرانى به جا مى‌گذارند، باید در باره‌ى آنها وصیت کنند که تا یک سال مخارج آنها داده شود و از خانه بیرونشان نکنند، ولى اگر آنها خود خارج شوند، در باره‌ى تصمیم مناسبى که براى خود مى‌گیرند گناهى بر شما ن///و کسانى از شما که مرگشان فرا مى‌رسد، و همسرانى بر جاى مى‌گذارند، [باید] براى همسران خویش وصیت کنند که آنان را تا یک سال بهره‌مند سازند و [از خانه شوهر] بیرون نکنند. پس اگر بیرون بروند، در آنچه آنان به طور پسندیده در باره خود انجام دهند، گناهى بر شما نیست. و خداوند توانا و حکیم است.///و کسانى از شما که در آستانه‌ی مرگ قرار مى‌گیرند و همسرانى از خود به جاى مى‌گذارند، درباره‌ى همسرانشان این سفارش است که تا یک سال، آنها را [با پرداخت هزینه‌ی زندگى] بهره‌مند سازند و از خانه بیرون نکنند. ولى اگر آنها خود بیرون رفتند و تصمیم شایسته‌اى درباره‌ى خودشان گرفتند، بر شما گناهى نیست و خداوند توانا و حکیم است.///مردانی که بمیرند و زنانشان زنده مانند باید وصیت کنند که آن‌ها را تا یکسال نفقه دهند و از خانه شوهر بیرون نکنند، پس اگر زنها خود خارج شوند شما را گناهی نیست از آنچه آنها درباره خود در حدود شرع بگزینند، و خدا توانا و داناست.///و کسانی از شما که جان می‌سپارند و همسرانی برجای می‌گذارند باید برای همسرانشان وصیت کنند که آنان را تا یک سال بهره‌مند سازند و [از خانه شوهر] بیرون نکنند، ولی اگر [به دلخواه خویش‌] بیرون رفتند، در آنچه در حق خویش، به وجه پسندیده انجام دهند، بر شما گناهی نیست و خدا پیروزمند فرزانه است‌///و کسانی که از شما در آستانه مرگ قرارمی‌گیرند و همسرانی از خود به‌جا می‌گذارند، باید برای همسران خود وصیت کنند که تا یک سال، آنها را (با پرداختن هزینه زندگی) بهره‌مند سازند؛ به شرط اینکه آنها (از خانه شوهر) بیرون نروند (و اقدام به ازدواج مجدد نکنند). و اگر بیرون روند، (حقی در هزینه ندارند؛ ولی) گناهی بر شما نیست نسبت به آنچه در باره خود، به طور شایسته انجام می‌دهند. و خداوند، توانا و حکیم است.///و آنان که می‌میرند از شما و باز می‌گذارند زنانی وصیتی است برای زنانشان بهره‌ای تا یک سال بی‌برون‌کردن پس اگر برون شدند نیست باکی بر شما در آنچه درباره خویش کرده‌اند به متعارف و خدا است عزتمند حکیم‌///و کسانی از شما که مرگشان در می‌رسد و همسرانی بر جای می‌گذارند، سفارشی است برای همسرانشان (که وارثان)، آنان را تا یک سال (در نیاز‌های زندگیشان) بهره‌مند سازند و (از خانه‌ی شوهرانشان) بیرونشان نکنند. پس اگر (زودتر) بیرون بروند، در آنچه آنان به شایستگی درباره‌ی خودشان انجام دهند، هرگز گناهی بر شما نیست. و خدا عزیز حکیم است. quran_en_fa For divorced women Maintenance (should be provided) on a reasonable (scale). This is a duty on the righteous. و [سزاوار است از سوی شوهران] به طور شایسته و متعارف، کالا و وسایل زندگی به زنان طلاق داده شده پرداخت شود که این حقی لازم بر عهده پرهیزکاران است.///و [سزاوار است از سوی شوهران] به طور شایسته و متعارف، کالا و وسایل زندگی به زنان طلاق داده شده پرداخت شود که این حقی لازم بر عهده پرهیزکاران است.///براى زنان مطلقه بهره‌اى است شایسته، چنان که در خور مردان پرهیزگار باشد.///و براى زنان طلاق داده شده هدیه مناسبى بر عهده‌ى پرهیزکاران است///و فرض است بر مردان پرهیزگار که زنان طلاق داده شده را بشایستگى چیزى دهند.///و براى زنان طلاق داده شده، بهره [و هدیه] مناسبى است که بر مردان پرهیزکار سزاوار است.///مردان، زنانی را که طلاق دهند به چیزی بهره‌مند کنند، که این کار سزاوار مردم پرهیزکار است.///و برای زنان طلاق داده باید عطیه‌ای در حد عرف تعیین کرد که بر پرهیزگاران مقرر است‌///و برای زنان مطلقه، هدیه مناسبی لازم است (که از طرف شوهر، پرداخت گردد). این، حقی است بر مردان پرهیزکار.///و برای زنان طلاق گرفته است بهره به متعارف حقی است بر پرهیزکاران‌///و برای زنان طلاق داده شده (بر عهده‌ی شوهرانشان) هدیه‌ای است شایسته (که اضافه بر مهریه‌هاشان به آنان بدهند). حال آنکه (این خود) حقی است بر (عهده‌ی) پرهیزگاران. quran_en_fa Thus doth Allah Make clear His Signs to you: In order that ye may understand. این گونه خدا آیاتش را برای شما بیان می‌کند، باشد که بیندیشید.///این گونه خدا آیاتش را برای شما بیان می‌کند، باشد که بیندیشید.///خدا آیاتش را براى شما اینچنین بیان مى‌کند، باشد که تعقل کنید.///بدین‌سان خدا آیات خود را براى شما بیان مى‌کند تا بیندیشید///بدین گونه، خداوند آیات خود را براى شما بیان مى‌کند، باشد که بیندیشید.///این چنین خداوند آیات خود را براى شما بیان مى‌کند، شاید که بیندیشید!///خدا آیات خود را برای شما این گونه روشن بیان می‌کند، شاید خردمندی کنید.///بدین‌سان خداوند آیاتش را برای شما روشن می‌گرداند، تا اندیشه کنید///این چنین، خداوند آیات خود را برای شما شرح می‌دهد؛ شاید اندیشه کنید!///چنین بیان کند خدا آیتهای خود را برای شما شاید تعقل کنید///بدین گونه، خدا آیات خود را برایتان بیان می‌کند، شاید شما خردورزی کنید. quran_en_fa Didst thou not Turn by vision to those who abandoned their homes, though they were thousands (In number), for fear of death? Allah said to them: "Die": Then He restored them to life. For Allah is full of bounty to mankind, but Most of them are ungrateful. آیا به کسانی که از ترس مرگ از خانه‌های خود در حالی که هزاران نفر بودند، بیرون آمدند [با دیده عبرت] ننگریستی؟ پس خدا به آنان فرمود: بمیرید [و آنان بدون فاصله مردند،] سپس آنان را زنده کرد [تا بدانند رهایی از چنگ مرگ ممکن نیست]. خدا نسبت به مردم دارای فضل و احسان است، ولی بیشتر مردم سپاس نمی‌گزارند.///آیا به کسانی که از ترس مرگ از خانه‌های خود در حالی که هزاران نفر بودند، بیرون آمدند [با دیده عبرت] ننگریستی؟ پس خدا به آنان فرمود: بمیرید [و آنان بدون فاصله مردند،] سپس آنان را زنده کرد [تا بدانند رهایی از چنگ مرگ ممکن نیست]. خدا نسبت به مردم دارای فضل و احسان است، ولی بیشتر مردم سپاس نمی‌گزارند.///آیا آن هزاران تن را ندیده‌اى که از بیم مرگ، از خانه‌هاى خویش بیرون رفتند؟ سپس خدا به آنها گفت: بمیرید. آنگاه همه را زنده ساخت. خدا به مردم نعمت مى‌دهد ولى بیشتر مردم شکر نعمت به جاى نمى‌آورند.///آیا کسانى را که هزاران تن بودند ندیدى آن‌گاه که از بیم مرگ [و فرار از جهاد] از دیار خود بیرون شدند، پس خدا به آنها گفت: بمیرید [و آنها مردند] سپس زنده‌شان کرد؟ به راستى خدا نسبت به مردم، صاحب کرم است ولى بیشتر مردم سپاس نمى‌گزارند///آیا از [حال‌] کسانى که از بیم مرگ از خانه‌هاى خود خارج شدند، و هزاران تن بودند، خبر نیافتى؟ پس خداوند به آنان گفت: «تن به مرگ بسپارید» آنگاه آنان را زنده ساخت. آرى، خداوند نسبت به مردم، صاحب بخشش است، ولى بیشتر مردم سپاسگزارى نمى‌کنند.///آیا ندیدى گروهى [از بنى‌اسرائیل] را که از ترس مرگ، [و به بهانه طاعون، از شرکت در میدان جهاد خوددارى نمودند و] از خانه‌هاى خود فرار کردند، در حالى که هزاران نفر بودند، پس خداوند به آنها فرمود: «بمیرید!» سپس آنان را زنده کرد. همانا خداوند نسبت به مردم احسان مى‌کند، ولى بیشتر مردم سپاس نمى‌گزارند.///آیا ندیدید آنهایی را که از ترس مرگ از دیار خود بیرون رفتند که هزارها تن بودند، خدا فرمود که تمام بمیرید (همه مردند) سپس آنها را زنده کرد، زیرا خدا را در حق بندگان فضل و کرم بسیار است، و لیکن بیشتر مردم سپاسگزار نیستند.///آیا [داستان‌] کسانی را که هزاران هزار بودند و از بیم مرگ از خانه و کاشانه خویش به در رفتند، ندانسته‌ای؟ که خداوند به آنان گفت بمیرند [و مردند] سپس زنده‌شان کرد، چرا که خداوند بر مردم بخشش و بخشایش دارد، ولی اکثر مردم سپاس نمی‌گزارند///آیا ندیدی جمعیتی را که از ترس مرگ، از خانه‌های خود فرار کردند؟ و آنان، هزارها نفر بودند (که به بهانه بیماری طاعون، از شرکت در میدان جهاد خودداری نمودند). خداوند به آنها گفت: بمیرید! (و به همان بیماری، که آن را بهانه قرار داده بودند، مردند.) سپس خدا آنها را زنده کرد؛ (و ماجرای زندگی آنها را درس عبرتی برای آیندگان قرار داد.) خداوند نسبت به بندگان خود احسان می‌کند؛ ولی بیشتر مردم، شکر (او را) بجا نمی‌آورند.///آیا ندیدی آنان را که برون شدند از کشور خود حالی که هزاران بودند از ترس مرگ پس بدیشان گفت خدا بمیرید سپس زنده کردشان همانا خدا است خداوند افزایش و بخشایش بر مردم و لیکن بیشتر مردم سپاس نمی‌گزارند///آیا سوی کسانی که ترسان از خانه‌هاشان برون رفتند، حال آنکه هزاران تن بودند ننگریستی‌؟ پس خدا به آنان گفت: «بمیرید.» سپس آنان را زنده کرد. بی‌گمان خدا نسبت به مردم به‌راستی صاحب فضیلت است، ولی بیشتر مردمان سپاس نمی‌گزارند. quran_en_fa Then fight in the cause of Allah, and know that Allah Heareth and knoweth all things. و در راه خدا پیکار کنید و بدانید که یقینا خدا شنوا و داناست.///و در راه خدا پیکار کنید و بدانید که یقینا خدا شنوا و داناست.///در راه خدا جنگ کنید و بدانید که خدا شنوا و داناست.///و در راه خدا جهاد کنید و بدانید که خدا شنواى داناست///و در راه خدا کارزار کنید، و بدانید که خداوند شنواى داناست.///و در راه خداوند پیکار کنید و بدانید که خداوند شنوا و داناست.///جهاد کنید در راه خدا و بدانید که خدا (به گفتار و کردار خلق) شنوا و دانا است.///در راه خدا کارزار کنید و بدانید که خداوند شنوای داناست‌///و در راه خدا، پیکار کنید! و بدانید خداوند، شنوا و داناست.///و جنگ کنید در راه خدا و بدانید که خدا است شنوای دانا///و در راه خدا کشتار کنید و بدانید که خدا همواره بس شنوایی بسیار داناست. quran_en_fa Who is he that will loan to Allah a beautiful loan, which Allah will double unto his credit and multiply many times? It is Allah that giveth (you) Want or plenty, and to Him shall be your return. کیست آنکه به خدا وام نیکو دهد، تا آن را برایش چندین برابر بیفزاید؟ و خداست که [روزی را] تنگ می‌گیرد و وسعت می‌دهد؛ و [همه شما برای دریافت پاداش] به سوی او بازگردانده می‌شوید.///کیست آنکه به خدا وام نیکو دهد، تا آن را برایش چندین برابر بیفزاید؟ و خداست که [روزی را] تنگ می‌گیرد و وسعت می‌دهد؛ و [همه شما برای دریافت پاداش] به سوی او بازگردانده می‌شوید.///کیست که به خدا قرض الحسنه دهد، تا خدا بر آن چند برابر بیفزاید؟ خدا تنگدستى دهد و توانگرى بخشد و شما به سوى او باز گردانده مى‌شوید.///کیست که به خدا وام نیکو دهد تا چندین برابرش افزون کند؟ خداست که تنگدستى دهد و توانگرى بخشد، و به سوى او بازگردانده مى‌شوید///کیست آن کس که به [بندگان‌] خدا وام نیکویى دهد تا [خدا] آن را براى او چند برابر بیفزاید؟ و خداست که [در معیشت بندگان‌] تنگى و گشایش پدید مى‌آورد؛ و به سوى او بازگردانده مى‌شوید.///کیست که به خداوند وام دهد، وامى نیکو تا خداوند آن را براى او چندین برابر بیافزاید و خداوند [روزى بندگان را] محدود یا گسترده مى‌سازد، و [سرانجام، همگى] به سوى او بازگردانده مى‌شوید.///کیست که خدا را قرض الحسنه دهد تا خدا بر او به چندین برابر بیفزاید؟ و خداست که می‌گیرد و می‌دهد، و همه به سوی او باز گردانده می‌شوید.///کیست که در راه خدا وامی نیکو دهد تا برای او چندین و چند برابرش کند، و خداوند تنگنا و گشایش [در معیشت مردم‌] پدید می‌آورد، و به سوی او بازگردانده می‌شوید///کیست که به خدا «قرض الحسنه‌ای» دهد، (و از اموالی که خدا به او بخشیده، انفاق کند،) تا آن را برای او، چندین برابر کند؟ و خداوند است (که روزی بندگان را) محدود یا گسترده می‌سازد؛ (و انفاق، هرگز باعث کمبود روزی آنها نمی‌شود). و به سوی او باز می‌گردید (و پاداش خود را خواهید گرفت).///کیست آنکه وام دهد خدا را وامی نیکو تا بیافزایدش برای او چندین برابر و خدا تنگی و گشایش دهد و بسوی او بازگردانیده می‌شوید///کیست آن کس که به (بندگان) خدا وام نیکویی دهد، پس خدا آن را برای او چندان برابر بیفزاید؟ و خدا (ست که در معیشت بندگان) تنگی و گشایش پدید می‌آورد؛ و تنها سوی او بازگردانده می‌شوید. quran_en_fa Hast thou not Turned thy vision to the Chiefs of the Children of Israel after (the time of) Moses? they said to a prophet (That was) among them: "Appoint for us a king, that we May fight in the cause of Allah." He said: "Is it not possible, if ye were commanded to fight, that that ye will not fight?" They said: "How could we refuse to fight in the cause of Allah, seeing that we were turned out of our homes and our families?" but when they were commanded to fight, they turned back, except a small band among them. But Allah Has full knowledge of those who do wrong. آیا [با دیده عبرت] آن گروه از سران و اشراف بنی اسرائیل را پس از موسی ندیدی که به پیامبرشان گفتند: برای ما زمامدار و فرمانروایی برانگیز تا در راه خدا جنگ کنیم؟ گفت: آیا احتمال نمی‌دهید، اگر جنگ بر شما مقرر و لازم شود، جنگ نکنید [و سر به نافرمانی بزنید؟] گفتند: ما را چه هدف و مرادی است که در راه خدا جنگ نکنیم، در حالی که از میان خانه‌ها و فرزندانمان بیرون رانده شده‌ایم؟! پس چون جنگ بر آنان مقرر و لازم شد، همه جز اندکی از آنان روی گرداندند؛ و خدا به ستمکاران داناست.///آیا [با دیده عبرت] آن گروه از سران و اشراف بنی اسرائیل را پس از موسی ندیدی که به پیامبرشان گفتند: برای ما زمامدار و فرمانروایی برانگیز تا در راه خدا جنگ کنیم؟ گفت: آیا احتمال نمی‌دهید، اگر جنگ بر شما مقرر و لازم شود، جنگ نکنید [و سر به نافرمانی بزنید؟] گفتند: ما را چه هدف و مرادی است که در راه خدا جنگ نکنیم، در حالی که از میان خانه‌ها و فرزندانمان بیرون رانده شده‌ایم؟! پس چون جنگ بر آنان مقرر و لازم شد، همه جز اندکی از آنان روی گرداندند؛ و خدا به ستمکاران داناست.///آیا آن گروه از بنى اسرائیل را پس از موسى ندیدى که به یکى از پیامبران خود گفتند: براى ما پادشاهى نصب کن تا در راه خدا بجنگیم. گفت: نپندارید که اگر قتال برشما مقرر شود از آن سرباز خواهید زد؟ گفتند: چرا درراه خدا نجنگیم درحالى که ما از سرزمینمان بیرون رانده شده‌ایم و از فرزندانمان جدا افتاده‌ایم؟ و چون قتال بر آنها مقرر شد، جز اندکى، از آن روى برتافتند. خدا به ستمکاران آگاه است.///آیا آن سران بنى اسرائیل را پس از موسى ندیدى آن‌گاه که به پیامبر خویش گفتند: براى ما امیرى بگمار تا در راه خدا جهاد کنیم؟ گفت: آیا احتمال نمى‌دهید که اگر جهاد بر شما مقرر شد جهاد نکنید؟ گفتند: چگونه ممکن است که در راه خدا جهاد نکنیم در حالى که از دیا///آیا از [حال‌] سران بنى اسرائیل پس از موسى خبر نیافتى آنگاه که به پیامبرى از خود گفتند: «پادشاهى براى ما بگمار تا در راه خدا پیکار کنیم»، [آن پیامبر] گفت: «اگر جنگیدن بر شما مقرر گردد، چه بسا پیکار نکنید.» گفتند: «چرا در راه خدا نجنگیم با آنکه ما از دیارمان و از [نزد] فرزندانمان بیرون رانده شده‌ایم.» پس هنگامى که جنگ بر آنان مقرر شد، جز شمارى اندک از آنان، [همگى‌] پشت کردند، و خداوند به [حال‌] ستمکاران داناست.///آیا ندیدى گروهى از بزرگان بنى‌اسرائیل را که بعد از موسى، به پیامبر خود گفتند: «براى ما زمامدار [و فرماندهى] برانگیز تا [زیر فرمان او] در راه خدا پیکار کنیم.» [پیامبرشان] گفت: «اگر دستور جنگ به شما داده شود، [چه بسا] پیکار و جهاد ننمایید.» گفتند: «چگونه ممکن است در راه خدا پیکار نکنیم، در حالى که از سرزمین و [از نزد] فرزندانمان رانده شده‌ایم؟» پس چون دستور جنگ بر آنان مقرر گشت، جز عده‌ی اندکى، همگى سرپیچى کردند. و خداوند به ظالمان آگاه است.///آیا ندیدی آن گروه بنی اسرائیل را که پس از وفات موسی از پیغمبر وقت خود تقاضا کردند که پادشاهی برای ما برانگیز تا (به سرکردگی او) در راه خدا جهاد کنیم؛ پیغمبر آنها گفت: اگر جهاد فرض شود مبادا به جنگ قیام نکرده، نافرمانی کنید! گفتند: چگونه شود که ما به جنگ نرویم در صورتی که (دشمنان ما) ما و فرزندان ما را (به ستم) از دیارمان بیرون کردند؟! پس چون (با درخواست آنها) جهاد مقرر گردید به جز اندکی همه روی گردانیدند، و خدا از کردار ستمکاران آگاه است.///آیا [داستان‌] بزرگان بنی‌اسرائیل را پس از موسی ندانسته‌ای؟ آنگاه که به پیامبرشان گفتند برای ما فرمانروائی بگمار تا [به فرمان او] در راه خدا جهاد کنیم، گفت اگر جهاد بر شما مقرر گردد، چه‌بسا کارزار نکنید، گفتند دلیلی ندارد که در راه خدا نجنگیم، و حال آنکه از خانه و کاشانه‌مان رانده [و از زن‌] و فرزندانمان جدا شده‌ایم، آنگاه چون کارزار بر ایشان مقرر گشت، جز اندکی از ایشان، همه رویگردان شدند، و خدا از ستمکاران آگاه است‌///آیا مشاهده نکردی جمعی از بنی اسرائیل را بعد از موسی، که به پیامبر خود گفتند: «زمامدار (و فرماندهی) برای ما انتخاب کن! تا (زیر فرمان او) در راه خدا پیکار کنیم. پیامبر آنها گفت: «شاید اگر دستور پیکار به شما داده شود، (سرپیچی کنید، و) در راه خدا، جهاد و پیکار نکنید!» گفتند: «چگونه ممکن است در راه خدا پیکار نکنیم، در حالی که از خانه‌ها و فرزندانمان رانده شده‌ایم، (و شهرهای ما به وسیله دشمن اشغال، و فرزندان ما اسیر شده‌اند)؟!» اما هنگامی که دستور پیکار به آنها داده شد، جز عده کمی از آنان، همه سرپیچی کردند. و خداوند از ستمکاران، آگاه است.///آیا ننگری بدان گروه از بنی‌اسرائیل پس از موسی هنگامی که گفتند به پیمبری که ایشان را بود برانگیز برای ما پادشاهی (فرماندهی) تا جنگ کنیم در راه خدا گفت آیا چنین نیستید که اگر جنگ بر شما نوشته شود نکنید گفتند چه شود ما را که پیکار نکنیم در راه خدا و برون رانده شدیم از خانمان و فرزندان خویش اما گاهی که نوشته شد بر ایشان جنگ پشت کردند جز کمی از ایشان و خدا دانا است به ستمگران‌///آیا سوی گروهی چشمگیر از بنی‌اسرائیل پس از موسی ننگریستی؟ چون به پیامبر برجسته‌شان گفتند: «فرماندهی جنگی برایمان برگمار تا در راه خدا کشتار کنیم.» (آن پیامبر) گفت: «اگر کشتار بر شما مقرر گردد، شاید شما کشتار نکنید.» گفتند: «چرا در راه خدا کشتار نکنیم با آنکه ما بی‌گمان از دیارمان و از (نزد) فرزندانمان بیرون رانده شدیم‌؟» پس هنگامی که کشتار بر آنان مقرر شد، جز اندکی از آنان، (همگی) پشت کردند. و خدا به (حال) ستمگران بسی داناست. quran_en_fa Their Prophet said to them: "Allah hath appointed Talut as king over you." They said: "How can he exercise authority over us when we are better fitted than he to exercise authority, and he is not even gifted, with wealth in abundance?" He said: "Allah hath Chosen him above you, and hath gifted him abundantly with knowledge and bodily prowess: Allah Granteth His authority to whom He pleaseth. Allah careth for all, and He knoweth all things." و پیامبرشان به آنان گفت: بی تردید خدا طالوت را برای شما به زمامداری برانگیخت. گفتند: [شگفتا!] چگونه او را بر ما حکومت باشد و حال آنکه ما به فرمانروایی از او سزاوارتریم، و به او وسعت و فراخی مالی داده نشده [پس ما کجا و زمامداری انسانی تهیدست کجا!؟] [پیامبرشان] گفت: خدا او را بر شما برگزیده و وی را در دانش و نیروی جسمی فزونی داده؛ و خدا زمامداریش را به هر کس که بخواهد عطا می‌کند؛ و خدا بسیار عطا کننده و داناست.///و پیامبرشان به آنان گفت: بی تردید خدا طالوت را برای شما به زمامداری برانگیخت. گفتند: [شگفتا!] چگونه او را بر ما حکومت باشد و حال آنکه ما به فرمانروایی از او سزاوارتریم، و به او وسعت و فراخی مالی داده نشده [پس ما کجا و زمامداری انسانی تهیدست کجا!؟] [پیامبرشان] گفت: خدا او را بر شما برگزیده و وی را در دانش و نیروی جسمی فزونی داده؛ و خدا زمامداریش را به هر کس که بخواهد عطا می‌کند؛ و خدا بسیار عطا کننده و داناست.///پیغمبرشان به آنها گفت: خدا طالوت را پادشاه شما کرد. گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهى باشد؟ ما سزاوارتر از او به پادشاهى هستیم و او را دارایى چندانى نداده‌اند. گفت: خدا او را بر شما برگزیده است و به دانش و توان او بیفزوده است، و خدا پادشاهیش را به هر که خواهد دهد که خدا دربرگیرنده و داناست.///و پیامبرشان به آنها گفت: همانا خدا طالوت را به امیرى شما برگماشت. گفتند: از کجا او بر ما حکومت داشته باشد، حال آن که ما براى این امر شایسته‌تریم و او از مال دنیا چیزى ندارد؟ گفت: خدا وى را بر شما برگزیده و او را در دانش و جسم فزونى داده است، و خدا ف///و پیامبرشان به آنان گفت: «در حقیقت، خداوند، طالوت را بر شما به پادشاهى گماشته است.» گفتند: «چگونه او را بر ما پادشاهى باشد با آنکه ما به پادشاهى از وى سزاوارتریم و به او از حیث مال، گشایشى داده نشده است؟» پیامبرشان گفت: «در حقیقت، خدا او را بر شما برترى داده، و او را در دانش و [نیروى‌] بدنى بر شما برترى بخشیده است، و خداوند پادشاهى خود را به هر کس که بخواهد مى‌دهد، و خدا گشایشگر داناست.»///و پیامبرشان به آنها گفت: «خداوند طالوت را براى زمامدارى شما برگزیده است.» گفتند: «چگونه او بر ما حکومت کند، در حالى که ما از او به فرمانروایى شایسته‌تریم، و او ثروت زیادى ندارد.» پیامبرشان گفت: «خداوند او را بر شما برگزیده و توان علمى و جسمى او را افزون نموده است. و خداوند ملکش را به هر کس بخواهد، مى‌بخشد. و خداوند [احسانش] وسیع و [به لیاقت‌ها و توانایى‌هاى افراد] آگاه است.»///پیغمبرشان به آنها گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما برانگیخت. گفتند که از کجا او را بر ما بزرگی و شاهی رواست در صورتی که ما به پادشاهی شایسته‌تر از اوییم و او را مال فراوان نیست. رسول گفت: خداوند او را برگزیده و در دانش و توانایی و قوت جسم فزونی بخشیده، و خدا ملک خود را به هر که خواهد بخشد، که خدا به حقیقت توانگر و داناست.///و پیامبرشان به ایشان گفت خداوند طالوت را به فرمانروایی شما برگماشته است، گفتند چگونه بر ما فرمانروایی کند، حال آنکه ما از او به فرمانروایی سزاوارتریم، و مال و منال چندانی نیز ندارد، گفت خداوند او را بر شما برگزیده است و به او دانایی و توانایی بسیار بخشیده است و خدا فرمانرواییش را به هرکس که بخواهد ارزانی می‌دارد و خدا گشایشگری داناست‌///و پیامبرشان به آنها گفت: «خداوند (*طالوت*) را برای زمامداری شما مبعوث (و انتخاب) کرده است.» گفتند: «چگونه او بر ما حکومت کند، با اینکه ما از او شایسته‌تریم، و او ثروت زیادی ندارد؟!» گفت: «خدا او را بر شما برگزیده، و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشیده است. خداوند، ملکش را به هر کس بخواهد، می‌بخشد؛ و احسان خداوند، وسیع است؛ و (از لیاقت افراد برای منصب‌ها) آگاه است.»///و گفت بدیشان پیغمبرشان همانا خدا برانگیخت برای شما طالوت را پادشاهی گفتند چگونه وی را بر ما فرمانروائی باشد و ما سزاوارتریم از او به پادشاهی و داده نشده است گشایشی در مال گفت همانا خدا برگزیدش بر شما و بیفزودش عظمتی در دانش و پیکر و خدا دهد پادشاهیش را به هر که خواهد و خدا است گشایشمند دانا///و پیامبر برجسته‌شان به آنان گفت: «به‌راستی، خدا طالوت را بر شما همواره به فرماندهی جنگ برگماشته است.» گفتند: «چگونه او را بر ما فرماندهی است با آنکه ما به فرماندهی از وی سزاوارتریم، در حالی که به او گشایشی مالی داده نشده است‌؟» پیامبر برجسته‌شان گفت: «به‌درستی، خدا او را بر شما برگزیده و (هم) او را در دانش و بینش و جسم (اش) بر شما گشایشی داده است. و خدا فرماندهیش را به هر کس که بخواهد می‌دهد و خدا گشایشگری داناست.» quran_en_fa And (further) their Prophet said to them: "A Sign of his authority is that there shall come to you the Ark of the covenant, with (an assurance) therein of security from your Lord, and the relics left by the family of Moses and the family of Aaron, carried by angels. In this is a symbol for you if ye indeed have faith." و پیامبرشان به آنان گفت: یقینا نشانه فرمانروایی او این است که آن صندوق [که موسی را در آن گذاشتند و به دریا انداختند] نزد شما خواهد آمد، در آن آرامشی از سوی پروردگارتان است، و باقی مانده‌ای از آنچه خاندان موسی و هارون به جا گذاشته‌اند [چون الواح تورات، عصای موسی و عمامه هارون] و فرشتگان آن را حمل می‌کنند، البته در آن نشانه‌ای برای شماست اگر مؤمن باشید.///و پیامبرشان به آنان گفت: یقینا نشانه فرمانروایی او این است که آن صندوق [که موسی را در آن گذاشتند و به دریا انداختند] نزد شما خواهد آمد، در آن آرامشی از سوی پروردگارتان است، و باقی مانده‌ای از آنچه خاندان موسی و هارون به جا گذاشته‌اند [چون الواح تورات، عصای موسی و عمامه هارون] و فرشتگان آن را حمل می‌کنند، البته در آن نشانه‌ای برای شماست اگر مؤمن باشید.///پیغمبرشان گفت که نشان پادشاهى او این است که تابوتى که سکینه پروردگارتان و باقى میراث خاندان موسى و خاندان هارون در آن است و فرشتگانش حمل مى‌کنند، نزد شما آید. اگر مؤمن باشید این براى شما عبرتى است.///پیامبرشان به آنها گفت: نشانه امیرى او این است که آن صندوق [عهد] سوى شما مى‌آید که در آن تسکین خاطرى از جانب پروردگارتان نهفته، و یادگارى از میراث خاندان موسى و هارون در آن است که فرشتگان، آن را حمل مى‌کنند. مسلما اگر مؤمن باشید، در این [رویداد] برا///و پیامبرشان بدیشان گفت: «در حقیقت، نشانه پادشاهى او این است که آن صندوق [عهد] که در آن آرامش خاطرى از جانب پروردگارتان، و بازمانده‌اى از آنچه خاندان موسى و خاندان هارون [در آن‌] بر جاى نهاده‌اند -در حالى که فرشتگان آن را حمل مى‌کنند- به سوى شما خواهد آمد. مسلما اگر مؤمن باشید، براى شما در این [رویداد] نشانه‌اى است.»///و پیامبرشان به آنها گفت: «نشانه‌ى حکومت او این است که تابوت [عهد] به سوى شما خواهد آمد، [همان صندوقى که] آرامشى از پروردگارتان و یادگارى از میراث خاندان موسى و هارون در آن است، [صندوق به سوی شما می‌آید،] در حالى که فرشتگان آن را حمل مى‌کنند، در این موضوع، نشانه‌ى روشنى براى شماست، اگر ایمان داشته باشید.»///پیغمبرشان به آنها گفت که نشانه پادشاهی او این است که تابوتی که در آن سکینه خدا و الواح بازمانده از خانواده موسی و هارون است و فرشتگانش به دوش برند برای شما می‌آید، که در آن برای شما حجتی است روشن اگر اهل ایمان باشید.///و پیامبرشان به ایشان گفت نشانه [صدق و صحت‌] فرمانروایی او این است که تابوت عهد که در آن مایه آرامشی از سوی پروردگارتان و یادگاری از میراث آل موسی و آل هارون هست، و فرشتگانش حمل می‌کنند، به سوی شما می‌آید، اگر مؤمن باشید در این امر عبرتی برای شماست‌///و پیامبرشان به آنها گفت: «نشانه حکومت او، این است که (*صندوق عهد*) به سوی شما خواهد آمد. (همان صندوقی که) در آن، آرامشی از پروردگار شما، و یادگارهای خاندان موسی و هارون قرار دارد؛ در حالی که فرشتگان، آن را حمل می‌کنند. در این موضوع، نشانه‌ای (روشن) برای شماست؛ اگر ایمان داشته باشید.»///و گفت بدیشان پیمبرشان همانا نشانی پادشاهی او آن است که بیاید شما را تابوت در آن آرامشی از پروردگار شما و بازمانده‌ای از آنچه بازگذاردند خاندان موسی و هارون که حمل کنندش فرشتگان همانا در این است نشانیی برای شما اگر هستید مؤمنان‌///و پیامبر برجسته‌شان برایشان گفت: «در حقیقت، نشانه‌ی فرماندهی او این است که آن صندوق (عهد) که در آن آرامش خاطری از جانب پروردگارتان و بازمانده‌ای است از آنچه خاندان موسی و خاندان هارون (در آن) بر جای نهادند - در حالی که فرشتگان آن را حمل می‌کنند - برایتان خواهد آمد. اگر مؤمن بوده‌اید، برایتان به‌راستی در این (رویداد) نشانه‌ای بزرگ است.» quran_en_fa When Talut set forth with the armies, he said: "Allah will test you at the stream: if any drinks of its water, He goes not with my army: Only those who taste not of it go with me: A mere sip out of the hand is excused." but they all drank of it, except a few. When they crossed the river,- He and the faithful ones with him,- they said: "This day We cannot cope with Goliath and his forces." but those who were convinced that they must meet Allah, said: "How oft, by Allah's will, Hath a small force vanquished a big one? Allah is with those who steadfastly persevere." پس زمانی که طالوت با سپاهیان [برای جنگ با دشمن از شهر] بیرون رفت، گفت: بی تردید خدا شما را به وسیله نهر آبی آزمایش می‌کند؛ پس هر که [به هنگام تشنگی] از آن [سیر] بنوشد، از من نیست و هر که از آن نخورد، از من است، مگر کسی که با دستش کفی آب برگیرد [که او نه از من است و نه مردود از سپاه]. پس جز اندکی از آنان همگی از آن نوشیدند. و زمانی که او و کسانی که با او ایمان آورده بودند از نهر گذشتند، [گروهی از آنان] گفتند: ما را امروز قدرت مقابله با جالوت و سپاهیانش نیست. ولی کسانی که یقین داشتند که دیدارکننده خدایند، گفتند: چه بسا گروه اندکی که به توفیق خدا بر گروه بسیاری پیروز شدند، و خدا باشکیبایان است.///پس زمانی که طالوت با سپاهیان [برای جنگ با دشمن از شهر] بیرون رفت، گفت: بی تردید خدا شما را به وسیله نهر آبی آزمایش می‌کند؛ پس هر که [به هنگام تشنگی] از آن [سیر] بنوشد، از من نیست و هر که از آن نخورد، از من است، مگر کسی که با دستش کفی آب برگیرد [که او نه از من است و نه مردود از سپاه]. پس جز اندکی از آنان همگی از آن نوشیدند. و زمانی که او و کسانی که با او ایمان آورده بودند از نهر گذشتند، [گروهی از آنان] گفتند: ما را امروز قدرت مقابله با جالوت و سپاهیانش نیست. ولی کسانی که یقین داشتند که دیدارکننده خدایند، گفتند: چه بسا گروه اندکی که به توفیق خدا بر گروه بسیاری پیروز شدند، و خدا باشکیبایان است.///چون طالوت سپاهش را به راه انداخت، گفت: خدا شما را به جوى آبى مى‌آزماید: هر که از آن بخورد از من نیست، و هر که از آن نخورد یا تنها کفى بیاشامد از من است. همه جز اندکى از آن نوشیدند. چون او و مؤمنانى که همراهش بودند از نهر گذشتند، گفتند: امروز ما را توان جالوت و سپاهش نیست. آنانى که مى‌دانستند که با خدا دیدار خواهند کرد، گفتند: به خواست خدا چه بسا گروه اندکى که بر گروه بسیارى غلبه کند، که خدا با کسانى است که پاى مى‌فشرند.///پس همین که طالوت با سپاهیان به راه افتاد گفت: خدا شما را به نهر آبى امتحان مى‌کند، پس هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که از آن نخورد از من است، مگر کسى که به اندازه‌ى کف دستى بیاشامد. ولى همه از آن نوشیدند جز شمار اندکى از ایشان. و زمانى که او و م///و چون طالوت با لشکریان [خود] بیرون شد، گفت: «خداوند شما را به وسیله رودخانه‌اى خواهد آزمود. پس هر کس از آن بنوشد از [پیروان‌] من نیست، و هر کس از آن نخورد، قطعا او از [پیروان‌] من است، مگر کسى که با دستش کفى برگیرد. پس [همگى‌] جز اندکى از آنها، از آن نوشیدند. و هنگامى که [طالوت] با کسانى که همراه وى ایمان آورده بودند، از آن [نهر] گذشتند، گفتند:» امروز ما را یاراى [مقابله با] جالوت و سپاهیانش نیست. «کسانى که به دیدار خداوند یقین داشتند، گفتند:» بسا گروهى اندک که بر گروهى بسیار، به اذن خدا پیروز شدند، و خداوند با شکیبایان است.///پس هنگامى که طالوت، سپاهیان را با خود بیرون برد، به آنها گفت: «خداوند شما را به نهر آبی آزمایش مى‌کند، پس هر که از آن بنوشد، از من نیست و هر کس از آن نخورد، از من است، مگر آن که با دست، مشتى برگیرد [و بیاشامد].» پس [همین که به نهر آب رسیدند،] جز اندکى همه از آن نوشیدند. سپس هنگامى که او و یاوران باایمانش از آن نهر گذشتند، [چون دشمن را دیدند، از کمى نفرات خود، ترسیدند و] گفتند: «امروز ما توانایى مقابله با جالوت و سپاهیان او را نداریم.» اما آنان که اعتقاد داشتند خدا را [در روز قیامت] ملاقات خواهند کرد، گفتند: «چه بسا گروهى اندک که با اذن خدا بر گروهى بسیار پیروز شدند.» و خداوند با صابران [و استقامت‌کنندگان] است.///پس هنگامی که طالوت لشکر کشید، سپاه خود را گفت: خدا شما را به نهر آبی آزمایش کند، هر که از آن بیاشامد از من و هم آیین من نیست، و هر که هیچ نیاشامد یا کفی بیش برنگیرد از من و هم آیین من خواهد بود. پس همه سپاهش آشامیدند به جز عده قلیلی از آنها. و چون طالوت و سپاه مؤمنش از نهر گذشتند (و مواجه با دشمن شدند لشکر بیمناک گشته) گفتند: ما را تاب مقاومت جالوت و سپاه او نخواهد بود. آنان که به لقاء رحمت خدا و ثواب آخرت معتقد بودند (ثابت قدم مانده) گفتند: چه بسیار شده که گروهی اندک به یاری خدا بر سپاهی بسیار غالب آمده، و خدا با صابران است.///و هنگامی که طالوت با سپاهیان رهسپار شد، گفت خداوند آزماینده شما به جویباری است، که هرکس از آن بنوشد از من نیست، و هرکس از آن نخورد از من است، مگر آنکه مشتی [آب‌] به دست خویش برگیرد، و جز اندکی از ایشان، همه از آن نوشیدند، و چون او و کسانی که همراه او ایمان آورده بودند، از آن جوی برگذشتند، [بددلان‌] گفتند امروز تاب جالوت و سپاهیانش را نداریم، [اما] کسانی که یقین داشتند که به لقای الهی خواهند رسید گفتند چه‌بسا گروهی اندکشمار که به توفیق الهی بر گروهی انبوه پیروز گردیده است، و خداوند با شکیبایان است‌///و هنگامی که طالوت (به فرماندهی لشکر بنی اسرائیل منصوب شد، و) سپاهیان را با خود بیرون برد، به آنها گفت: «خداوند، شما را به وسیله یک نهر آب، آزمایش می‌کند؛ آنها (که به هنگام تشنگی،) از آن بنوشند، از من نیستند؛ و آنها که جز یک پیمانه با دست خود، بیشتر از آن نخورند، از من هستند» جز عده کمی، همگی از آن آب نوشیدند. سپس هنگامی که او، و افرادی که با او ایمان آورده بودند، (و از بوته آزمایش، سالم به‌در آمدند،) از آن نهر گذشتند، (از کمی نفرات خود، ناراحت شدند؛ و عده‌ای) گفتند: «امروز، ما توانایی مقابله با (*جالوت*) و سپاهیان او را نداریم.» اما آنها که می‌دانستند خدا را ملاقات خواهند کرد (و به روز رستاخیز، ایمان داشتند) گفتند: «چه بسیار گروه‌های کوچکی که به فرمان خدا، بر گروه‌های عظیمی پیروز شدند!» و خداوند، با صابران و استقامت‌کنندگان) است.///و هنگامی که سان داد و براند طالوت سپاه را گفت هرآینه خداوند است آزماینده شما به وسیله جویی تا هر کس بنوشد از آن نباشد از من و آن کس که نچشدش از من باشد مگر آنکه با دست خویش کفی از آن برگیرد پس نوشیدند از آن جز کمی از ایشان سپس گاهی که بگذشت از آن او و آنان که ایمان آورده بودند با او گفتند نیست ما را نیرویی امروز برابر جالوت و لشکرش گفتند آنان که می‌پنداشتند که ایشانند ملاقات‌کننده خدا چه بسا گروهی کم پیروز شدند بر گروهی بسیار به اذن خدا و خدا است با شکیبایان‌///پس چون طالوت با لشکریان (خود از آنان) جدا شد، گفت: «خدا همانا شما را به وسیله‌ی نهری آزماینده است. پس هر کس از آن بنوشد، از (پیروان) من نیست، و هر کس از آن نچشد، به‌راستی او از من است.» مگر کسی که با دستش کفی برگرفت، پس (همگی) جز اندکی از آنان، از آن (نهر) نوشیدند. پس هنگامی که (طالوت) با کسانی که همراه وی ایمان آورده بودند، از آن (نهر) گذشتند، گفتند: «امروز ما را یارای (مقابله‌) با جالوت و سپاهیانش نیست.» کسانی که به ملاقات خدا گمان (شایسته) دارند، گفتند: «بسا گروهی اندک که بر گروهی بسیار، به اذن پروردگار پیروز شدند و خدا با شکیبایان است.» quran_en_fa When they advanced to meet Goliath and his forces, they prayed: "Our Lord! Pour out constancy on us and make our steps firm: Help us against those that reject faith." و چون [طالوت و اهل ایمان] برای جنگ با جالوت و سپاهیانش ظاهر شدند، گفتند: پروردگارا! بر ما صبر و شکیبایی فرو ریز، و گام هایمان را استوار ساز، و ما را بر گروه کافران پیروز گردان.///و چون [طالوت و اهل ایمان] برای جنگ با جالوت و سپاهیانش ظاهر شدند، گفتند: پروردگارا! بر ما صبر و شکیبایی فرو ریز، و گام هایمان را استوار ساز، و ما را بر گروه کافران پیروز گردان.///چون با جالوت و سپاهش رو به رو شدند، گفتند: اى پروردگار ما، بر ما شکیبایى ببار و ما را ثابت‌قدم گردان و بر کافران پیروز ساز.///و چون با جالوت و سپاه او رو در رو شدند گفتند: پروردگارا! بر ما شکیبایى ببار، و قدم‌هایمان را استوار ساز، و بر قوم کافر پیروزمان گردان///و هنگامى که با جالوت و سپاهیانش روبرو شدند، گفتند: «پروردگارا، بر [دلهاى‌] ما شکیبایى فرو ریز، و گامهاى ما را استوار دار، و ما را بر گروه کافران پیروز فرماى.»///و هنگامى که در برابر جالوت و سپاهیان او قرار گرفتند، گفتند: «پروردگارا! صبر و شکیبایى بر ما فرو ریز و قدم‌هاى ما را ثابت و استوار بدار و ما را بر گروه کافران پیروز فرما!»///و چون آنها در میدان مبارزه جالوت و لشکریان او آمدند گفتند: پروردگارا، به ما صبر و استواری بخش و ما را ثابت قدم دار و بر شکست کافران یاری فرما.///و چون با جالوت و سپاهیانش رو در رو شدند گفتند پروردگارا بر ما [باران‌] صبر فرو ریز و گامهای ما را استوار بدار و ما را بر خدانشناسان پیروز گردان‌///و هنگامی که در برابر (*جالوت*) و سپاهیان او قرارگرفتند گفتند: «پروردگارا! پیمانه شکیبایی و استقامت را بر ما بریز! و قدمهای ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعیت کافران، پیروز بگردان!///و هنگامی که برابر شدند با جالوت و سپاهش گفتند پروردگارا بریز بر ما شکیبایی را و استوار ساز پاهای ما را و یاری کن ما را بر گروه کافران‌///و هنگامی که با جالوت و سپاهیان‌اش روبه‌رو شدند، گفتند: «پروردگارمان! بر (سراپای) ‌مان سیل شکیبایی فرو ریز و گام‌هایمان را (در کارزار) استوار بدار و ما را بر گروه کافران پیروز فرما.» quran_en_fa By Allah's will they routed them; and David slew Goliath; and Allah gave him power and wisdom and taught him whatever (else) He willed. And did not Allah Check one set of people by means of another, the earth would indeed be full of mischief: But Allah is full of bounty to all the worlds. پس آنان را به توفیق خدا شکست دادند. و داود [جوان مؤمن نیرومندی که در سپاه طالوت بود] جالوت را کشت، و خدا او را فرمانروایی و حکمت داد، و از آنچه می‌خواست به او آموخت. و اگر خدا [تجاوز و ستم] برخی از مردم را به وسیله برخی دیگر دفع نمی‌کرد، قطعا زمین را فساد فرا می‌گرفت؛ ولی خدا نسبت به جهانیان دارای فضل و احسان است.///پس آنان را به توفیق خدا شکست دادند. و داود [جوان مؤمن نیرومندی که در سپاه طالوت بود] جالوت را کشت، و خدا او را فرمانروایی و حکمت داد، و از آنچه می‌خواست به او آموخت. و اگر خدا [تجاوز و ستم] برخی از مردم را به وسیله برخی دیگر دفع نمی‌کرد، قطعا زمین را فساد فرا می‌گرفت؛ ولی خدا نسبت به جهانیان دارای فضل و احسان است.///پس به خواست خدا ایشان را بشکستند و داود جالوت را بکشت و خدا به او پادشاهى و حکمت داد، و آنچه مى‌خواست به او بیاموخت. و اگر خدا بعضى از مردم را به وسیله بعضى دیگر دفع نمى‌کرد، زمین تباه مى شد، ولى خدا بر جهانیان فضل و کرم خویش را ارزانى مى‌دارد.///پس به اذن خدا آنها را شکست دادند و داود جالوت را بکشت و خداوند او را پادشاهى و حکمت داد و از آنچه مى‌خواست به وى آموخت. و اگر خدا بعضى از مردم را به وسیله بعضى دیگر نمى‌راند، حتما زمین تباه مى‌شد ولى خدا به جهانیان نظر کرم دارد///پس آنان را به اذن خدا شکست دادند، و داوود، جالوت را کشت، و خداوند به او پادشاهى و حکمت ارزانى داشت، و از آنچه مى‌خواست به او آموخت. و اگر خداوند برخى از مردم را به وسیله برخى دیگر دفع نمى‌کرد، قطعا زمین تباه مى‌گردید. ولى خداوند نسبت به جهانیان تفضل دارد.///سپس طالوت و یارانش به اذن خداوند، سپاه دشمن را در هم شکستند و داوود، جالوت را [که فرمانده سپاه دشمن بود،] کشت و خداوند حکومت و حکمت به او عطا نمود و از آنچه مى‌خواست به او آموخت. و اگر خداوند [فساد] بعضى از مردم را به وسیله‌ی بعضى دیگر دفع نمى‌کرد، قطعا زمین را فساد فرامى‌گرفت. ولى خداوند نسبت به جهانیان، لطف و احسان دارد.///پس به یاری خدا کافران را شکست دادند و داود (علیه السلام) امیر آنها جالوت را کشت و خدایش پادشاهی و فرزانگی عطا فرمود و از آنچه می‌خواست بدو بیاموخت. و اگر خدا برخی مردم را در مقابل بعضی دیگر بر نمی‌انگیخت فساد روی زمین را فرا می‌گرفت، و لیکن خدا، خداوند فضل و کرم بر همه اهل عالم است.///آنگاه به توفیق الهی آنان را شکست دادند و داوود جالوت را کشت، و خداوند به او فرمانروایی و پیامبری ارزانی داشت و از هر آنچه خواست به او آموخت، و اگر خداوند بعضی از مردم را به دست بعضی دیگر دفع نکند، زمین تباه شود، ولی خداوند بر جهانیان بخشش و بخشایش دارد///سپس به فرمان خدا، آنها سپاه دشمن را به هزیمت واداشتند. و «داوود» (نوجوان نیرومند و شجاعی که در لشکر «طالوت» بود)، «جالوت» را کشت؛ و خداوند، حکومت و دانش را به او بخشید؛ و از آنچه می‌خواست به او تعلیم داد. و اگر خداوند، بعضی از مردم را به وسیله بعضی دیگر دفع نمی‌کرد، زمین را فساد فرامی‌گرفت، ولی خداوند نسبت به جهانیان، لطف و احسان دارد.///پس شکستشان دادند به اذن خدا و کشت داود جالوت را و داد خدا بدو پادشاهی و حکمت را و بیاموختش از آنچه می‌خواست و اگر نبود برکنارکردن خدا مردم را بعضی را با بعضی هرآینه تباه می‌شد زمین و لیکن خدا دارای فضل است بر جهانیان‌///پس آنان را به اذن خدا شکست دادند و داوود، جالوت را کشت و خدا به او فرماندهی رسالت و حکومت و حکمت داد، و از آنچه می‌خواست به او آموخت. و اگر جلوگیری خدا برخی از مردم را به وسیله‌ی برخی دیگر نبود، زمین (و زمینه‌ی تکلیف) همواره تباه می‌گردید، لیکن خدا نسبت به جهانیان کانون فضلیت است. quran_en_fa These are the Signs of Allah: we rehearse them to thee in truth: verily Thou art one of the messengers. این [داستان‌ها و حادثه‌های واقعی] نشانه‌های [توحید، ربوبیت و قدرت] خداست که به حق و راستی بر تو می‌خوانیم و یقینا تو از فرستادگانی.///این [داستان‌ها و حادثه‌های واقعی] نشانه‌های [توحید، ربوبیت و قدرت] خداست که به حق و راستی بر تو می‌خوانیم و یقینا تو از فرستادگانی.///این است آیات خدا که به راستى بر تو مى‌خوانیم و تو از پیامبران هستى.///اینها آیات خداست که به درستى آنها را بر تو مى‌خوانیم، و بى‌شک تو از پیامبرانى///این‌ [ها] آیات خداست که ما آن را بحق بر تو مى‌خوانیم، و به راستى تو از جمله پیامبرانى.///اینها، آیات خداوند است که به حق بر تو مى‌خوانیم و به راستى تو از فرستادگان الهى هستى.///این آیات خداست که به راستی بر تو می‌خوانیم و همانا تو از جمله پیغمبران مرسل هستی.///این آیات الهی است که به حق بر تو می‌خوانیمش و تو از فرستادگانی‌///اینها، آیات خداست که به حق، بر تو می‌خوانیم؛ و تو از رسولان (ما) هستی.///این است آیتهای خدا که می‌خوانیمش بر تو به حق و همانا توئی از فرستادگان‌///این‌ها آیات خداست، (که) ما آنها را به تمامی حق بر تو می‌خوانیم و به‌راستی تو بی‌گمان از پیامبرانی. quran_en_fa Those messengers We endowed with gifts, some above others: To one of them Allah spoke; others He raised to degrees (of honour); to Jesus the son of Mary We gave clear (Signs), and strengthened him with the holy spirit. If Allah had so willed, succeeding generations would not have fought among each other, after clear (Signs) had come to them, but they (chose) to wrangle, some believing and others rejecting. If Allah had so willed, they would not have fought each other; but Allah Fulfilleth His plan. از آن فرستادگان برخی را بر برخی برتری بخشیدیم. از آنان کسی است که خدا با او سخن گفت، و برخی از آنان را درجات و مراتبی بالا برد. و عیسی بن مریم را دلایل و نشانه‌های روشن دادیم، و او را به وسیله روح القدس توانایی بخشیدیم. و اگر خدا می‌خواست کسانی که بعد از آنان [در طول قرون و اعصار] آمدند، پس از آنکه دلایل و براهین روشن به آنان رسید، با هم نمی‌جنگیدند، ولی [درباره ایمان و کفر با هم] اختلاف کردند، پس برخی از آنان ایمان آوردند و برخی کفر ورزیدند، قطعا خدا اگر می‌خواست نمی‌جنگیدند، ولی خدا آنچه را می‌خواهد [از روی حکمت و مصلحت] انجام می‌دهد.///از آن فرستادگان برخی را بر برخی برتری بخشیدیم. از آنان کسی است که خدا با او سخن گفت، و برخی از آنان را درجات و مراتبی بالا برد. و عیسی بن مریم را دلایل و نشانه‌های روشن دادیم، و او را به وسیله روح القدس توانایی بخشیدیم. و اگر خدا می‌خواست کسانی که بعد از آنان [در طول قرون و اعصار] آمدند، پس از آنکه دلایل و براهین روشن به آنان رسید، با هم نمی‌جنگیدند، ولی [درباره ایمان و کفر با هم] اختلاف کردند، پس برخی از آنان ایمان آوردند و برخی کفر ورزیدند، قطعا خدا اگر می‌خواست نمی‌جنگیدند، ولی خدا آنچه را می‌خواهد [از روی حکمت و مصلحت] انجام می‌دهد.///بعضى از این پیامبران را بر بعضى دیگر برترى دادیم. خدا با بعضى سخن گفت و بعضى را به درجاتى برافراشت. و به عیسى بن مریم معجزه‌ها دادیم و او را به روح القدس یارى کردیم. و اگر خدا مى خواست، مردمى که بعد از آنها بودند، پس از آنکه حجتها بر آنان آشکار شده بود، با یکدیگر قتال نمى‌کردند. ولى آنان اختلاف کردند: پاره‌اى مؤمن بودند و پاره‌اى کافر شدند. و اگر خدا مى‌خواست با هم قتال نمى‌کردند، ولى خدا هر چه خواهد مى‌کند.///این پیامبران، پاره‌اى از ایشان را بر پاره‌اى برترى دادیم. از آنان کسى بود که خدا با او سخن گفت و بعضى را درجاتى [بلند] ارزانى داشت و به عیسى بن مریم حجت‌ها دادیم و او را به روح القدس تقویت کردیم، و اگر خدا مى‌خواست کسانى که بعد از این پیامبران بودن///برخى از آن پیامبران را بر برخى دیگر برترى بخشیدیم. از آنان کسى بود که خدا با او سخن گفت و درجات بعضى از آنان را بالا برد؛ و به عیسى پسر مریم دلایل آشکار دادیم، و او را به وسیله روح القدس تأیید کردیم؛ و اگر خدا مى‌خواست، کسانى که پس از آنان بودند، بعد از آن [همه‌] دلایل روشن که برایشان آمد، به کشتار یکدیگر نمى‌پرداختند، ولى با هم اختلاف کردند؛ پس، بعضى از آنان کسانى بودند که ایمان آوردند، و بعضى از آنان کسانى بودند که کفر ورزیدند؛ و اگر خدا مى‌خواست با یکدیگر جنگ نمى‌کردند، ولى خداوند آنچه را مى‌خواهد انجام مى‌دهد.///ما بعضى از آن پیامبران را بر بعضى دیگر برترى دادیم. خداوند با برخی از آنان سخن گفت و درجات بعضى از آنان را بالا برد، و به عیسى‌بن‌مریم نشانه‌هاى روشن دادیم و او را با روح‌القدس تأیید نمودیم، و اگر خدا مى‌خواست، [امت این پیامبران] بعد از آنان به جنگ و ستیز با هم برنمی‌خاستند، با آن که نشانه‌هاى روشن براى آنها آمده بود؛ ولى با هم اختلاف کردند، پس برخى از آنان ایمان آورده و بعضى کافر شدند و اگر خدا مى‌خواست [مؤمنان و کافران] با هم پیکار نمى‌کردند، ولى خداوند آنچه را اراده کند، انجام مى‌دهد. [و اراده‌ی حکیمانه‌ى او بر آزاد گذاردن مردم است.]///این پیغمبران را برخی بر بعضی برتری و فضیلت دادیم، بعضی را خدا با او سخن گفته و بعضی را رفعت مقام داده، و عیسی پسر مریم را معجزات آشکار دادیم و او را به روح القدس نیرو بخشیدیم، و اگر خدا می‌خواست پس از فرستادن پیامبران و معجزات آشکار، مردم با یکدیگر در مقام خصومت و قتال بر نمی‌آمدند، ولیکن آنان برخلاف و دشمنی با هم برخاستند، برخی ایمان آورده و بعضی کافر شدند، و اگر خدا می‌خواست با هم بر سر جنگ نبودند، و لیکن خدا هر چه مشیتش قرار گیرد خواهد کرد.///اینان پیامبرانی هستند که بعضی را بر بعضی برتری بخشیده‌ایم، از آنان کسی هست که خداوند با او سخن گفته است، و بعضی را مرتبتی بلند ارزانی داشته است، و عیسی بن مریم را معجزات آشکار دادیم و او را به روح‌القدس یاری کردیم، و اگر خدا می‌خواست کسانی که پس از ایشان آمدند، پس از روشنگریهایی که برایشان آمد، کشمکش و کارزار نمی‌کردند، ولی اختلاف پیشه کردند، و بعضی از ایشان ایمان آوردند و بعضی کفرورزیدند، و اگر خدا می‌خواست کشمکش و کارزار نمی‌کردند، ولی خداوند هر آنچه اراده کند انجام می‌دهد///بعضی از آن رسولان را بر بعضی دیگر برتری دادیم؛ برخی از آنها، خدا با او سخن می‌گفت؛ و بعضی را درجاتی برتر داد؛ و به عیسی بن مریم، نشانه‌های روشن دادیم؛ و او را با «روح القدس» تأیید نمودیم؛ (ولی فضیلت و مقام آن پیامبران، مانع اختلاف امتها نشد.) و اگر خدا می‌خواست، کسانی که بعد از آنها بودند، پس از آن همه نشانه‌های روشن که برای آنها آمد، جنگ و ستیز نمی‌کردند؛ (اما خدا مردم را مجبور نساخته؛ و آنها را در پیمودن راه سعادت، آزاد گذارده است؛) ولی این امتها بودند که با هم اختلاف کردند؛ بعضی ایمان آوردند و بعضی کافر شدند؛ (و جنگ و خونریزی بروز کرد. و باز) اگر خدا می‌خواست، با هم پیکار نمی‌کردند؛ ولی خداوند، آنچه را می‌خواهد، (از روی حکمت) انجام می‌دهد (و هیچ‌کس را به قبول چیزی مجبور نمی‌کند).///اینک پیمبران برتری دادیم بعضیشان را بر بعضی از آنان است آنکه سخن گفت با او خدا و بالا برد بعضی را از ایشان پایه‌هائی و دادیم به عیسی ابن مریم نشانیها را و مؤیدش داشتیم به روح‌القدس و اگر می‌خواست خدا هرآینه کارزار نمی‌کردند آنان که پس از ایشانند از پس آنچه بیامدشان نشانیها و لکن اختلاف کردند پس بعضی از ایشان ایمان آوردند و بعضی کفر ورزیدند و اگر می‌خواست خدا کارزار نمی‌کردند و لیکن خدا می‌کند آنچه را بخواهد///اینان تمامی پیامبرانند؛ برخی از آنان را بر برخی (دیگر) از ایشان (در جهت یا جهاتی رسالتی) برتری دادیم. از آنان کسی است (که) خدا با او سخن گفت، و بعضی را (به) درجاتی (بر دیگران) بالا برد. و به عیسی پسر مریم دلایل آشکار دادیم و او را به وسیله‌ی روح‌القدس تأیید کردیم. و اگر خدا می‌خواست، کسانی که پس از آنان بودند –بعد از آن همه دلایل روشن که برایشان آمد- به کشتار یکدیگر نمی‌پرداختند؛ ولی (با هم) اختلاف کردند. پس بعضی از آنان کسانی (بودند که) ایمان آوردند و بعضی از آنان کسانی (بودند که) کافر شدند؛ و اگر خدا می‌خواست (با یکدیگر) کشتار نمی‌کردند، ولی خدا آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد. quran_en_fa O ye who believe! Spend out of (the bounties) We have provided for you, before the Day comes when no bargaining (Will avail), nor friendship nor intercession. Those who reject Faith they are the wrong-doers. ای اهل ایمان! از آنچه به شما روزی کرده‌ایم انفاق کنید، پیش از آنکه روزی بیاید که در آن نه داد و ستدی است و نه دوستی و نه شفاعتی؛ و تنها کافران ستمکارند.///ای اهل ایمان! از آنچه به شما روزی کرده‌ایم انفاق کنید، پیش از آنکه روزی بیاید که در آن نه داد و ستدی است و نه دوستی و نه شفاعتی؛ و تنها کافران ستمکارند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، پیش از آنکه آن روز فرا رسد، که نه در آن خرید و فروشى باشد و نه دوستى و شفاعتى، از آنچه به شما روزى داده‌ایم انفاق کنید. و کافران خود ستمکارانند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! پیش از آن که روزى فرا رسد که در آن نه داد و ستدى هست و نه دوستى و شفاعتى، از آنچه روزیتان کرده‌ایم انفاق کنید و [بدانید که‌] کافران، ستمگرانند///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از آنچه به شما روزى داده‌ایم انفاق کنید، پیش از آنکه روزى فرا رسد که در آن نه داد و ستدى است و نه دوستى و نه شفاعتى. و کافران خود ستمکارانند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از آنچه به شما روزى داده‌ایم، انفاق کنید، پیش از آن که روزى فرارسد که در آن، نه داد و ستدى باشد، نه دوستى و نه شفاعتى. و کافران همان ستمکارانند.///ای اهل ایمان، از آنچه روزی شما کردیم انفاق کنید پیش از آنکه بیاید روزی که نه کسی (برای آسایش خود) چیزی تواند خرید و نه دوستی و شفاعتی به کار آید، و کافران (دریابند که) خود ستمکار بوده‌اند.///ای مؤمنان، پیش از آنکه روزی فرارسد که در آن نه خرید و فروشی هست و نه دوستی و شفاعتی، از آنچه روزیتان کرده‌ایم، انفاق کنید و [بدانید که‌] کافران همان ستمگرانند///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از آنچه به شما روزی داده‌ایم، انفاق کنید! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است (تا بتوانید سعادت و نجات از کیفر را برای خود خریداری کنید)، و نه دوستی (و رفاقتهای مادی سودی دارد)، و نه شفاعت؛ (زیرا شما شایسته شفاعت نخواهید بود.) و کافران، خود ستمگرند؛ (هم به خودشان ستم می‌کنند، هم به دیگران).///ای آنان که ایمان آوردید انفاق کنید از آنچه شما را روزی دادیم پیش از آنکه بیاید روزی که نیست در آن سوداگری و نه دوستی و نه شفاعتی و کافرانند ستمگران‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! از آنچه به شما روزی داده‌ایم انفاق کنید، پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن نه داد و ستدی است و نه دوستی و نه شفاعتی. و کافران خودشان ستمکارانند. quran_en_fa Allah! There is no god but He,-the Living, the Self-subsisting, Eternal. No slumber can seize Him nor sleep. His are all things in the heavens and on earth. Who is there can intercede in His presence except as He permitteth? He knoweth what (appeareth to His creatures as) before or after or behind them. Nor shall they compass aught of His knowledge except as He willeth. His Throne doth extend over the heavens and the earth, and He feeleth no fatigue in guarding and preserving them for He is the Most High, the Supreme (in glory). خدای یکتا که جز او هیچ معبودی نیست، زنده و قائم به ذات [و مدبر و برپا دارنده و نگه دارنده همه مخلوقات] است، هیچ گاه خواب سبک و سنگین او را فرا نمی‌گیرد، آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست. کیست آنکه جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند؟ آنچه را پیش روی مردم است [که نزد ایشان حاضر و مشهود است] و آنچه را پشت سر آنان است [که نسبت به آنان دور و پنهان است] می‌داند. و آنان به چیزی از دانش او احاطه ندارند مگر به آنچه او بخواهد. تخت [حکومت، قدرت و سلطنت] ش آسمان‌ها و زمین را فرا گرفته و نگهداری آنان بر او گران و مشقت آور نیست؛ و او بلند مرتبه و بزرگ است.///خدای یکتا که جز او هیچ معبودی نیست، زنده و قائم به ذات [و مدبر و برپا دارنده و نگه دارنده همه مخلوقات] است، هیچ گاه خواب سبک و سنگین او را فرا نمی‌گیرد، آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست. کیست آنکه جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند؟ آنچه را پیش روی مردم است [که نزد ایشان حاضر و مشهود است] و آنچه را پشت سر آنان است [که نسبت به آنان دور و پنهان است] می‌داند. و آنان به چیزی از دانش او احاطه ندارند مگر به آنچه او بخواهد. تخت [حکومت، قدرت و سلطنت] ش آسمان‌ها و زمین را فرا گرفته و نگهداری آنان بر او گران و مشقت آور نیست؛ و او بلند مرتبه و بزرگ است.///الله خدایى است که هیچ خدایى جز او نیست. زنده و پاینده است. نه خواب سبک او را فرا مى‌گیرد و نه خواب سنگین. از آن اوست هر چه در آسمانها و زمین است. چه کسى جز به اذن او، در نزد او شفاعت کند؟ آنچه را که پیش رو و آنچه را که پشت سرشان است مى‌داند و به علم او جز آنچه خود خواهد، احاطه نتوانند یافت. کرسى او آسمانها و زمین را در بر دارد. نگهدارى آنها، بر او دشوار نیست. او بلندپایه و بزرگ است.///خدا یکتاست و جز او معبودى نیست. زنده و پاینده است. نه چرت مى‌گیردش نه خواب. هر چه در آسمان‌ها و زمین است از آن اوست. کیست که در پیشگاه او جز به اذن او شفاعت کند؟ گذشته و آینده‌ى آنها [شفیع و مشفوع‌] را مى‌داند، و به چیزى از علم او راه نمى‌یابند مگر///خداست که معبودى جز او نیست؛ زنده و برپادارنده است؛ نه خوابى سبک او را فرو مى‌گیرد و نه خوابى گران؛ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست. کیست آن کس که جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند؟ آنچه در پیش روى آنان و آنچه در پشت سرشان است مى‌داند. و به چیزى از علم او، جز به آنچه بخواهد، احاطه نمى‌یابند. کرسى او آسمانها و زمین را در بر گرفته، و نگهدارى آنها بر او دشوار نیست، و اوست والاى بزرگ.///الله که جز او معبودى نیست، زنده و پاینده است. نه خواب سبک او را فرامی‌گیرد و نه خواب سنگین. [و لحظه‌اى از تدبیر جهان هستى، غافل نمى‌ماند.] آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، از آن اوست. کیست آن که جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند؟ گذشته و آینده‌ی همگان را مى‌داند. و کسی به چیزى از علم او احاطه پیدا نمى‌کند مگر به مقدارى که او بخواهد. اریکه‌ی [حکومت] او آسمان‌ها و زمین را فراگرفته و حفظ و نگاهداشت آنها بر وی دشوار نیست. و او والا و بزرگ است.///خدای یکتاست که جز او خدایی نیست، زنده و پاینده است، هرگز او را کسالت خواب فرا نگیرد تا چه رسد که به خواب رود، اوست مالک آنچه در آسمانها و زمین است، که را این جرأت است که در پیشگاه او به شفاعت برخیزد مگر به فرمان او؟ علم او محیط است به آنچه پیش نظر خلق آمده و آنچه سپس خواهد آمد و خلق به هیچ مرتبه از علم او احاطه نتوانند کرد مگر به آنچه او خواهد، قلمرو علمش از آسمانها و زمین فراتر، و نگهبانی زمین و آسمان بر او آسان و بی‌زحمت است، و او والا مرتبه و با عظمت است.///خداوند کسی است که جز او خدایی نیست، زنده پاینده است، نه غنودن او را فراگیرد نه خواب، آنچه در آسمانها و در زمین است از اوست، کیست که در نزد او، جز به اذن او، به شفاعت برخیزد، گذشته و آینده ایشان را می‌داند، و به چیزی از علم او احاطه و آگاهی نیابند مگر آنچه خود بخواهد، کرسی [علم و قدرت‌] او آسمانها و زمین را فراگرفته است، و نگاهداشت آنها بر او دشوار نیست، و او بزرگوار و بزرگ است‌///هیچ معبودی نیست جز خداوند یگانه زنده، که قائم به ذات خویش است، و موجودات دیگر، قائم به او هستند؛ هیچگاه خواب سبک و سنگینی او را فرانمی‌گیرد؛ (و لحظه‌ای از تدبیر جهان هستی، غافل نمی‌ماند؛) آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست؛ کیست که در نزد او، جز به فرمان او شفاعت کند؟! (بنابراین، شفاعت شفاعت‌کنندگان، برای آنها که شایسته شفاعتند، از مالکیت مطلقه او نمی‌کاهد.) آنچه را در پیش روی آنها [= بندگان‌] و پشت سرشان است می‌داند؛ (و گذشته و آینده، در پیشگاه علم او، یکسان است.) و کسی از علم او آگاه نمی‌گردد؛ جز به مقداری که او بخواهد. (اوست که به همه چیز آگاه است؛ و علم و دانش محدود دیگران، پرتوی از علم بی‌پایان و نامحدود اوست.) تخت (حکومت) او، آسمانها و زمین را دربرگرفته؛ و نگاهداری آن دو [= آسمان و زمین]، او را خسته نمیکند. بلندی مقام و عظمت، مخصوص اوست.///خدا که نیست خداوندی جز او زنده پاینده نگیردش خمار و نه خوابی (یا بیداری و خوابی) او را است آنچه در آسمانها است و آنچه در زمین کیست که شفاعت کند به نزدش جز با اذن او می‌داند آنچه را پیش روی ایشان و آنچه را پشت سر ایشان است و فرانگیرند به چیزی از دانش او جز بدانچه خواهد فراگرفته است کرسیش آسمانها و زمین را و بر او گران نیاید نگهداری آنها و او است برتر بزرگوار///خدا (ست که) معبودی جز او نیست‌؛ زنده و بسی پاینده و بر پا دارنده است‌؛ نه هیچ چرتی او را فرو می‌گیرد، و نه هیچ خوابی‌؛ آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، تنها از آن اوست‌؛ کیست آن کس که جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند؟ آنچه را در پیش روی آنان و آنچه را در پشت سرشان است می‌داند و به چیزی از علم او، جز به آنچه (خود) خواست، احاطه نمی‌یابند؛ کرسی (علم و قدرت و رحمت) او آسمان‌ها و زمین را به وسعت (بی‌کران) در برگرفته و نگهداری آنها بر او دشوار نیست. و اوست والای با عظمت. quran_en_fa Let there be no compulsion in religion: Truth stands out clear from Error: whoever rejects evil and believes in Allah hath grasped the most trustworthy hand-hold, that never breaks. And Allah heareth and knoweth all things. در دین، هیچ اکراه و اجباری نیست [کسی حق ندارد کسی را از روی اجبار وادار به پذیرفتن دین کند، بلکه هر کسی باید آزادانه با به کارگیری عقل و با تکیه بر مطالعه و تحقیق، دین را بپذیرد]. مسلما راه هدایت از گمراهی [به وسیله قرآن، پیامبر و امامان معصوم] روشن و آشکار شده است. پس هر که به طاغوت [که شیطان، بت و هر طغیان‌گری است] کفر ورزد و به خدا ایمان بیاورد، بی تردید به محکم‌ترین دستگیره که آن را گسستن نیست، چنگ زده است؛ و خدا شنوا و داناست.///در دین، هیچ اکراه و اجباری نیست [کسی حق ندارد کسی را از روی اجبار وادار به پذیرفتن دین کند، بلکه هر کسی باید آزادانه با به کارگیری عقل و با تکیه بر مطالعه و تحقیق، دین را بپذیرد]. مسلما راه هدایت از گمراهی [به وسیله قرآن، پیامبر و امامان معصوم] روشن و آشکار شده است. پس هر که به طاغوت [که شیطان، بت و هر طغیان‌گری است] کفر ورزد و به خدا ایمان بیاورد، بی تردید به محکم‌ترین دستگیره که آن را گسستن نیست، چنگ زده است؛ و خدا شنوا و داناست.///در دین هیچ اجبارى نیست. هدایت از گمراهى مشخص شده است. پس هر کس که به طاغوت کفر ورزد و به خداى ایمان آورد، به چنان رشته استوارى چنگ زده که گسستنش نباشد. خدا شنوا و داناست.///در دین اجبارى نیست چرا که راه از بیراهه آشکار شده است. پس هر که به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد، یقینا به محکم‌ترین دستاویز دست آویخته است که هرگز نخواهد گسست، و خداوند شنواى داناست///در دین هیچ اجبارى نیست. و راه از بیراهه بخوبى آشکار شده است. پس هر کس به طاغوت کفر ورزد، و به خدا ایمان آورد، به یقین، به دستاویزى استوار، که آن را گسستن نیست، چنگ زده است. و خداوند شنواى داناست.///در [پذیرش] دین، هیچ اجبارى نیست. راه رشد از گمراهى روشن شده است، پس هر که به طاغوت کافر شود و به خداوند ایمان آورد، قطعا به دستگیره‌ی محکمى دست یافته، که گسستنى براى آن نیست. و خداوند شنواى داناست.///کار دین به اجبار نیست، تحقیقا راه هدایت و ضلالت بر همه کس روشن گردیده، پس هر که از راه کفر و سرکشی دیو رهزن برگردد و به راه ایمان به خدا گراید بی‌گمان به رشته محکم و استواری چنگ زده که هرگز نخواهد گسست، و خداوند (به هر چه خلق گویند و کنند) شنوا و داناست.///در کار دین اکراه روا نیست، چرا که راه از بیراهه به روشنی آشکار شده است، پس هرکس که به طاغوت کفر ورزد، و به خداوند ایمان آورد، به راستی که به دستاویز استواری دست زده است که گسستی ندارد و خداوند شنوای داناست‌///در قبول دین، اکراهی نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابر این، کسی که به طاغوت [= بت و شیطان، و هر موجود طغیانگر] کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست.///نیست به ناخواه واداشتنی در دین همانا آشکار شد رهبری از گمراهی پس آنکه کفر ورزد به ستمگر و ایمان آورد به خدا همانا چنگ زده است به دست‌آویزی استوار که نیستش گسیختنی و خدا است شنوای دانا///در دین هیچ (گونه) اجباری نیست، (زیرا) راه از بی‌راه به‌درستی آشکار شده‌؛ پس هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد، به یقین به دستاویزی استوار - که آن را هرگز گسستی نیست - چنگ زده است. و خدا بس شنوایی بسیار داناست. quran_en_fa Allah is the Protector of those who have faith: from the depths of darkness He will lead them forth into light. Of those who reject faith the patrons are the evil ones: from light they will lead them forth into the depths of darkness. They will be companions of the fire, to dwell therein (For ever). خدا سرپرست و یار کسانی است که ایمان آورده‌اند؛ آنان را از تاریکی‌ها [ی جهل، شرک، فسق وفجور] به سوی نور [ایمان، اخلاق حسنه و تقوا] بیرون می‌برد. و کسانی که کافر شدند، سرپرستان آنان طغیان گرانند که آنان را از نور به سوی تاریکی‌ها بیرون می‌برند؛ آنان اهل آتش اند و قطعا در آنجا جاودانه‌اند.///خدا سرپرست و یار کسانی است که ایمان آورده‌اند؛ آنان را از تاریکی‌ها [ی جهل، شرک، فسق وفجور] به سوی نور [ایمان، اخلاق حسنه و تقوا] بیرون می‌برد. و کسانی که کافر شدند، سرپرستان آنان طغیان گرانند که آنان را از نور به سوی تاریکی‌ها بیرون می‌برند؛ آنان اهل آتش اند و قطعا در آنجا جاودانه‌اند.///خدا یاور مؤمنان است. ایشان را از تاریکیها به روشنى مى‌برد. ولى آنان که کافر شده‌اند طاغوت یاور آنهاست، که آنها را از روشنى به تاریکیها مى‌کشد. اینان جهنمیانند و همواره در آن خواهند بود.///خدا سرپرست مؤمنان است و آنان را از تاریکى‌ها به سوى روشنایى بیرون مى‌آورد، و کسانى که کافر شدند سرپرستانشان طغیانگرانند که از نور به تاریکى‌هایشان مى‌برند. آنها دوزخى‌اند و در آن جاودانند///خداوند سرور کسانى است که ایمان آورده‌اند. آنان را از تاریکیها به سوى روشنایى به در مى‌برد. و [لى‌] کسانى که کفر ورزیده‌اند، سرورانشان [همان عصیانگران=] طاغوتند، که آنان را از روشنایى به سوى تاریکیها به در مى‌برند. آنان اهل آتشند که خود، در آن جاودانند.///خداوند دوست و سرپرست مؤمنان است، آنها را از تاریکى‌ها خارج ساخته، به سوى نور مى‌برد. ولى سرپرستان کفار، طاغوت‌ها هستند که آنان را از نور به تاریکى‌ها سوق مى‌دهند، آنها اهل آتشند و همانان همواره در آن خواهند بود.///خدا یار اهل ایمان است که آنان را از تاریکیهای جهل بیرون آرد و به عالم نور برد، و آنان که راه کفر گزیدند یار ایشان شیاطین و دیوهایند که آنها را از عالم نور به تاریکیهای گمراهی در افکنند، این گروه اهل دوزخند و در آن همیشه خواهند بود.///خداوند سرور مؤمنان است و آنان را از تاریکیها به سوی روشنایی به در می‌برد، و کافران سرورشان طاغوت است که ایشان را از روشنایی به سوی تاریکیها به در می‌برد، اینان دوزخی‌اند و در آن جاودانه می‌مانند///خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند؛ آنها را از ظلمتها، به سوی نور بیرون می‌برد. (اما) کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوتها هستند؛ که آنها را از نور، به سوی ظلمتها بیرون می‌برند؛ آنها اهل آتشند و همیشه در آن خواهند ماند.///خدا دوست آنان است که ایمان آوردند برون آردشان از تاریکیها بسوی روشنائی و آنان که کفر ورزیدند دوستانشان ستمگرانند که برون رانندشان از روشنائی بسوی تاریکیها آنانند یاران آتش در آنند جاودانان‌///خدا (تنها) ولی [: کارگزار و پشتوانه‌ی] کسانی است که ایمان آوردند؛ آنان را از تاریکی‌ها سوی روشنایی برون می‌برد. و (اما) کسانی که کفر ورزیدند، سرپرستانشان طغیان‌گرانند، که آنان را از روشنایی سوی تاریکی‌ها به در می‌برند. آنان همراهان آتشند، (و) ایشان در آن جاودانند. quran_en_fa Hast thou not Turned thy vision to one who disputed with Abraham About his Lord, because Allah had granted him power? Abraham said: "My Lord is He Who Giveth life and death." He said: "I give life and death". Said Abraham: "But it is Allah that causeth the sun to rise from the east: Do thou then cause him to rise from the West." Thus was he confounded who (in arrogance) rejected faith. Nor doth Allah Give guidance to a people unjust. آیا [با دیده عبرت] ننگریستی به کسی که چون خدا او را پادشاهی داده بود [از روی کبر و غرور] با ابراهیم درباره پروردگارش به مجادله و ستیز و گفتگوی بی منطق پرداخت؟! هنگامی که ابراهیم گفت: پروردگارم کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند [او] گفت: من هم زنده می‌کنم و می‌میرانم. [و برای مشتبه کردن کار بر مردم، دستور داد دو زندانی محکوم را حاضر کردند، یکی را آزاد و دیگری را کشت.] ابراهیم [برای بستن راه مغالطه و تزویر به روی دشمن] گفت: مسلما خدا خورشید را از مشرق بیرون می‌آورد، تو آن را از مغرب برآور! پس آنکه کافر شده بود، متحیر و مبهوت شد. و خدا گروه ستم‌گر را [به خاطر تجاوز، ستم، پافشاری بر عناد و لجاجشان] هدایت نمی‌کند.///آیا [با دیده عبرت] ننگریستی به کسی که چون خدا او را پادشاهی داده بود [از روی کبر و غرور] با ابراهیم درباره پروردگارش به مجادله و ستیز و گفتگوی بی منطق پرداخت؟! هنگامی که ابراهیم گفت: پروردگارم کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند [او] گفت: من هم زنده می‌کنم و می‌میرانم. [و برای مشتبه کردن کار بر مردم، دستور داد دو زندانی محکوم را حاضر کردند، یکی را آزاد و دیگری را کشت.] ابراهیم [برای بستن راه مغالطه و تزویر به روی دشمن] گفت: مسلما خدا خورشید را از مشرق بیرون می‌آورد، تو آن را از مغرب برآور! پس آنکه کافر شده بود، متحیر و مبهوت شد. و خدا گروه ستم‌گر را [به خاطر تجاوز، ستم، پافشاری بر عناد و لجاجشان] هدایت نمی‌کند.///آن کسى را که خدا به او پادشاهى ارزانى کرده بود ندیدى که با ابراهیم درباره پروردگارش محاجه مى‌کرد؟ آنگاه که ابراهیم گفت: پروردگار من زنده مى‌کند و مى‌میراند. او گفت: من نیز زنده مى‌کنم و مى میرانم. ابراهیم گفت: خدا خورشید را از مشرق برمى‌آورد تو آن را از مغرب برآور. آن کافر حیران شد. زیرا خدا ستمکاران را هدایت نمى کند.///آیا ندیدى آن کس را که چون خدا به او ملک و مکنت بخشیده بود با ابراهیم در باره‌ى پروردگارش مجادله مى‌کرد؟ آن‌گاه که ابراهیم گفت: پروردگار من کسى است که زنده مى‌کند و مى‌میراند. او گفت: من نیز زنده مى‌کنم و مى‌میرانم. ابراهیم گفت: خداوند خورشید را از م///آیا از [حال‌] آن کس که چون خدا به او پادشاهى داده بود [و بدان مى‌نازید، و] در باره پروردگار خود با ابراهیم محاجه [مى‌] کرد، خبر نیافتى؟ آنکاه که ابراهیم گفت: «پروردگار من همان کسى است که زنده مى‌کند و مى‌میراند.» گفت: «من [هم‌] زنده مى‌کنم و [هم‌] مى‌میرانم.» ابراهیم گفت: «خدا [ى من‌] خورشید را از خاور برمى‌آورد، تو آن را از باختر برآور.» پس آن کس که کفر ورزیده بود مبهوت ماند. و خداوند قوم ستمکار را هدایت نمى‌کند.///آیا نظر نکردی به [حال نمرود،] کسی که خداوند به او پادشاهى داده بود، ولی او با ابراهیم درباره‌ی پروردگارش گفتگو و ستیزه می‌کرد؟ آن­گاه که ابراهیم گفت: «خداى من همان کسى است که زنده مى‌کند و مى‌میراند.» او گفت: «من هم زنده مى‌کنم و مى‌میرانم.» ابراهیم گفت: «خداوند خورشید را از مشرق مى‌آورد، پس تو آن را از مغرب برآور!» آن مرد کافر مبهوت و درمانده شد. و خداوند قوم ستمگر را هدایت نمى‌کند.///آیا ندیدی که پادشاه زمان ابراهیم (علیه السلام) به دلیل حکومتی که خدا به او داده بود درباره (یکتایی) خدا با ابراهیم به جدل برخاست؟ چون ابراهیم گفت: خدای من آن است که زنده گرداند و بمیراند، او گفت: من نیز زنده می‌کنم و می‌میرانم. ابراهیم گفت که خداوند خورشید را از طرف مشرق برآورد، تو اگر توانی از مغرب بیرون آر؛ آن نادان کافر در جواب عاجز ماند؛ و خدا راهنمای ستمکاران نخواهد بود.///آیا [داستان‌] کسی را که از [سرمستی‌] آنکه خداوند به او ملک و مکنت بخشیده بود، با ابراهیم درباره پروردگارش محاجه می‌کرد ندانسته‌ای؟ چون ابراهیم گفت پروردگار من کسی است که زندگی می‌بخشد و می‌میراند، او [نمرود] گفت من [نیز] زندگی می‌بخشم و می‌میرانم، ابراهیم گفت خداوند خورشید را از مشرق برمی‌آورد، تو از مغربش برآور آن کفر پیشه سرگشته [و خاموش‌] ماند، و خداوند مردم ستمکار را هدایت نمی‌کند///آیا ندیدی (و آگاهی نداری از) کسی [= نمرود] که با ابراهیم در باره پروردگارش محاجه و گفتگو کرد؟ زیرا خداوند به او حکومت داده بود؛ (و بر اثر کمی ظرفیت، از باده غرور سرمست شده بود؛) هنگامی که ابراهیم گفت: «خدای من آن کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند.» او گفت: «من نیز زنده می‌کنم و می‌میرانم!» (و برای اثبات این کار و مشتبه‌ساختن بر مردم دستور داد دو زندانی را حاضر کردند، فرمان آزادی یکی و قتل دیگری را داد) ابراهیم گفت: «خداوند، خورشید را از افق مشرق می‌آورد؛ (اگر راست می‌گویی که حاکم بر جهان هستی تویی،) خورشید را از مغرب بیاور!» (در اینجا) آن مرد کافر، مبهوت و وامانده شد. و خداوند، قوم ستمگر را هدایت نمی‌کند.///آیا ندیدی آن را که ستیزه کرد با ابراهیم درباره پروردگارش زیرا که خدا داده بودش پادشاهی را هنگامی که گفت ابراهیم پروردگار من آن است که زنده کند و بمیراند گفت من زنده کنم و بمیرانم ابراهیم گفت همانا خدا بیاورد خورشید را از خاور پس بیارش از باختر پس سراسیمه شد آنکه کفر ورزید و خدا هدایت نکند گروه ستمگران را///آیا سوی آن کس که از آن رو که خدا به او پادشاهی داده بود (و بدان می‌نازید، و) درباره‌ی پروردگار خود با ابراهیم محاجه کرد، ننگریسته‌ای‌؟ چون ابراهیم گفت: «پروردگارم همان کس است که زنده می‌کند و می‌میراند.» (او) گفت: «من (هم) زنده می‌کنم و می‌میرانم.» ابراهیم گفت: «خدا به‌راستی خورشید را از خاور بر می‌آورد، تو آن را از باختر بر آر.» پس آن کس که کفر ورزیده بود مبهوت شد. و خدا گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند. quran_en_fa Or (take) the similitude of one who passed by a hamlet, all in ruins to its roofs. He said: "Oh! how shall Allah bring it (ever) to life, after (this) its death?" but Allah caused him to die for a hundred years, then raised him up (again). He said: "How long didst thou tarry (thus)?" He said: (Perhaps) a day or part of a day." He said: "Nay, thou hast tarried thus a hundred years; but look at thy food and thy drink; they show no signs of age; and look at thy donkey: And that We may make of thee a sign unto the people, Look further at the bones, how We bring them together and clothe them with flesh." When this was shown clearly to him, he said: "I know that Allah hath power over all things." یا چون آن کسی که به دهکده‌ای گذر کرد، در حالی که دیوارهای آن بر روی سقف هایش فرو ریخته بود [و اجساد ساکنانش پوسیده و متلاشی به نظر می‌آمد] گفت: خدا چگونه اینان را پس از مرگشان زنده می‌کند؟ پس خدا او را صد سال میراند، سپس وی را برانگیخت، به او فرمود: چه مقدار [در این منطقه] درنگ کرده‌ای؟ گفت: یک روز یا بخشی از یک روز درنگ کرده‌ام. [خدا] فرمود: بلکه صد سال درنگ کرده‌ای! به خوراکی و نوشیدنی خود بنگر که [پس از گذشت صد سال و رفت و آمد فصول چهارگانه] تغییری نکرده، و به دراز گوش خود نظر کن [که جسمش متلاشی شده، ما تو را زنده کردیم تا به پاسخ پرسشت برسی و به واقع شدن این حقیقت مطمئن شوی]، و تا تو را نشانه‌ای [از قدرت و ربوبیت خود] برای مردم [در مورد زنده شدن مردگان] قرار دهیم، اکنون به استخوان‌ها [ی دراز گوشت] بنگر که چگونه آنها را برمی داریم و به هم پیوند می‌دهیم، سپس بر آنها گوشت می‌پوشانیم. چون [کیفیت زنده شدن مردگان] بر او روشن شد، گفت: اکنون می‌دانم که یقینا خدا بر هر کاری تواناست.///یا چون آن کسی که به دهکده‌ای گذر کرد، در حالی که دیوارهای آن بر روی سقف هایش فرو ریخته بود [و اجساد ساکنانش پوسیده و متلاشی به نظر می‌آمد] گفت: خدا چگونه اینان را پس از مرگشان زنده می‌کند؟ پس خدا او را صد سال میراند، سپس وی را برانگیخت، به او فرمود: چه مقدار [در این منطقه] درنگ کرده‌ای؟ گفت: یک روز یا بخشی از یک روز درنگ کرده‌ام. [خدا] فرمود: بلکه صد سال درنگ کرده‌ای! به خوراکی و نوشیدنی خود بنگر که [پس از گذشت صد سال و رفت و آمد فصول چهارگانه] تغییری نکرده، و به دراز گوش خود نظر کن [که جسمش متلاشی شده، ما تو را زنده کردیم تا به پاسخ پرسشت برسی و به واقع شدن این حقیقت مطمئن شوی]، و تا تو را نشانه‌ای [از قدرت و ربوبیت خود] برای مردم [در مورد زنده شدن مردگان] قرار دهیم، اکنون به استخوان‌ها [ی دراز گوشت] بنگر که چگونه آنها را برمی داریم و به هم پیوند می‌دهیم، سپس بر آنها گوشت می‌پوشانیم. چون [کیفیت زنده شدن مردگان] بر او روشن شد، گفت: اکنون می‌دانم که یقینا خدا بر هر کاری تواناست.///یا مانند آن کس که به دهى رسید. دهى که سقفهاى بناهایش فروریخته بود. گفت: از کجا خدا این مردگان را زنده کند؟ خدا او را به مدت صد سال میراند. آنگاه زنده‌اش کرد. و گفت: چه مدت در اینجا بوده‌اى؟ گفت: یک روز یا قسمتى از روز. گفت: نه، صد سال است که در اینجا بوده‌اى. به طعام و آبت بنگر که تغییر نکرده است، و به خرت بنگر، مى‌خواهیم تو را براى مردمان عبرتى گردانیم، بنگر که استخوانها را چگونه به هم مى‌پیوندیم و گوشت بر آن مى‌پوشانیم. چون قدرت خدا بر او آشکار شد، گفت: مى‌دانم که خدا بر هر کارى تواناست.///یا [داستان‌] کسى که بر شهرى گذشت که بر سقف‌هایش فرو ریخته بود. [در دل‌] گفت: خدا چگونه اهل این دیار را پس از مرگشان زنده مى‌کند؟ پس خدا او را صد سال بمیراند، سپس زنده کرد و گفت: چه مدت [در این حال‌] بوده‌اى؟ گفت: یک روز یا بخشى از یک روز بوده‌ام. ف///یا چون آن کس که به شهرى که بامهایش یکسر فرو ریخته بود، عبور کرد؛ [و با خود مى‌] گفت: «چگونه خداوند، [اهل‌] این [ویرانکده‌] را پس از مرگشان زنده مى‌کند؟». پس خداوند، او را [به مدت‌] صد سال میراند. آنگاه او را برانگیخت، [و به او] گفت: «چقدر درنگ کردى؟» گفت: «یک روز یا پاره‌اى از روز را درنگ کردم.» گفت: «[نه‌] بلکه صد سال درنگ کردى، به خوراک و نوشیدنى خود بنگر [که طعم و رنگ آن‌] تغییر نکرده است، و به درازگوش خود نگاه کن [که چگونه متلاشى شده است. این ماجرا براى آن است که هم به تو پاسخ گوییم‌] و هم تو را [در مورد معاد] نشانه‌اى براى مردم قرار دهیم. و به [این] استخوانها بنگر، چگونه آنها را برداشته به هم پیوند مى‌دهیم؛ سپس گوشت بر آن مى‌پوشانیم.» پس هنگامى که [چگونگى زنده ساختن مرده‌] براى او آشکار شد، گفت: «[اکنون‌] مى‌دانم که خداوند بر هر چیزى تواناست.»///یا همانند [عزیر،] کسی که از کنار یک آبادى عبور کرد، در حالى که دیوارها و سقف‌هایش فروریخته بود. [او با خود] گفت: «خداوند چگونه اینها را پس از مرگ زنده مى‌کند؟» پس خداوند او را یکصد سال میراند و سپس زنده کرد، [و به او] فرمود: «چقدر درنگ کردى؟» گفت: «یک روز، یا قسمتى از یک روز!» فرمود: «بلکه یکصد سال درنگ کرده‌اى، به غذا و نوشیدنى خود نگاه کن که تغییر نیافته است. و به الاغ خود نگاه کن [که متلاشى شده است، این ماجرا براى آن است که هم به تو پاسخ گوییم] و [هم] تو را نشانه [رستاخیز] و حجتى براى مردم قرار دهیم. [اکنون] به استخوان‌ها [ى مرکب خود] بنگر که چگونه آنها را به­ هم پیوند مى‌دهیم و بر آن گوشت مى‌پوشانیم.» پس هنگامى که [این حقایق] آشکار شد، گفت: «[اکنون با تمام وجود] مى‌دانم که خداوند بر هر کارى تواناست.»///یا به مانند آن کس (عزیر) که به دهکده‌ای گذر کرد که خراب و ویران شده بود، گفت: (به حیرتم که) خدا چگونه باز این مردگان را زنده خواهد کرد! پس خداوند او را صد سال میراند سپس زنده کرد و برانگیخت و بدو فرمود که چند مدت درنگ نمودی؟ جواب داد: یک روز یا پاره‌ای از یک روز درنگ نمودم، خداوند فرمود (نه چنین است) بلکه صد سال است که به خواب مرگ افتاده‌ای، نظر در طعام و شراب خود بنما که هنوز تغییر ننموده، و الاغ خود را بنگر (که اکنون زنده‌اش کنیم تا احوال بر تو معلوم شود) و تا تو را حجت و نشانه‌ای برای خلق قرار دهیم (که امر بعثت را انکار نکنند) و بنگر در استخوانهای آن که چگونه درهمش پیوسته و گوشت بر آن پوشانیم. چون این کار بر او روشن گردید، گفت: به یقین می‌دانم که خدا بر هر چیز قادر است.///یا [داستان‌] کسی را که بر شهری گذشت که سقفها و دیوارهایش فرو ریخته بود، [در دل‌] گفت چگونه خداوند [اهل‌] این [شهر] را پس از مرگشان زنده می‌کند؟ آنگاه خداوند او را [به مدت‌] صد سال میراند، سپس زنده کرد، [و به او] گفت چه مدت [در این حال‌] مانده‌ای؟ گفت یک روز یا بخشی از یک روز [در این حال‌] مانده‌ام فرمود چنین نیست، صد سال [در چنین حالی‌] مانده‌ای، به خوردنی و نوشیدنی‌ات بنگر که با گذشت زمان دیگرگون نشده است، و به درازگوشت بنگر، و [بدین‌سان‌] تو را مایه عبرت مردم خواهیم ساخت، و به استخوانها بنگر که چگونه فراهمشان می‌نهیم، سپس بر آنها [پرده‌] گوشت می‌پوشانیم، و هنگامی که [حقیقت امر] بر او آشکار شد، گفت می‌دانم که خداوند بر هر کاری تواناست‌///یا همانند کسی که از کنار یک آبادی (ویران شده) عبور کرد، در حالی که دیوارهای آن، به روی سقفها فرو ریخته بود، (و اجساد و استخوانهای اهل آن، در هر سو پراکنده بود؛ او با خود) گفت: «چگونه خدا اینها را پس از مرگ، زنده می‌کند؟!» (در این هنگام،) خدا او را یکصد سال میراند؛ سپس زنده کرد؛ و به او گفت: «چه‌قدر درنگ کردی؟» گفت: «یک روز؛ یا بخشی از یک روز.» فرمود: «نه، بلکه یکصد سال درنگ کردی! نگاه کن به غذا و نوشیدنی خود (که همراه داشتی، با گذشت سالها) هیچ‌گونه تغییر نیافته است! (خدایی که یک چنین مواد فاسدشدنی را در طول این مدت، حفظ کرده، بر همه چیز قادر است!) ولی به الاغ خود نگاه کن (که چگونه از هم متلاشی شده! این زنده شدن تو پس از مرگ، هم برای اطمینان خاطر توست، و هم) برای اینکه تو را نشانه‌ای برای مردم (در مورد معاد) قرار دهیم. (اکنون) به استخوانها (ی مرکب سواری خود نگاه کن که چگونه آنها را برداشته، به هم پیوند می‌دهیم، و گوشت بر آن می‌پوشانیم!» هنگامی که (این حقایق) بر او آشکار شد، گفت: «می‌دانم خدا بر هر کاری توانا است».///یا مانند آنکه بگذشت بر شهری که فرو خوابیده بود بر ستونها (یا بر پوشهای) خود گفت کی (چگونه) خدا زنده کند این را پس از مردنش پس بمیرانیدش خدا صد سال سپس برانگیختش گفت چند مانده‌ای گفت مانده‌ام روزی یا پاره‌ای از روز گفت بلکه مانده‌ای صد سال پس بنگر به خوراک و نوشابه خویش که بویش نگشته و بنگر به درازگوش خود و تا بگردانیمت آیتی برای مردم و بنگر به استخوانها چگونه پیوند کنیم سپس آنها را به گوشت پوشانیم پس هنگامی که آشکار شد برای او گفت می‌دانم که خدا به هر چیز است توانا///یا همانند آن کس را که به مجتمعی که بلنداها و ساختمان‌هایش یکسره فروریخته بود، عبور کرد (و با خود می) گفت: «کی خدا (اهل) این (ویرانکده) ها را پس از مرگشان زنده می‌کند؟» پس خدا، او را (مدت) صد سال میراند؛ سپس او را برانگیخت (و به او) گفت: «چقدر درنگ کردی‌؟» گفت: «یک روز یا پاره‌ای از روز را درنگ کرده‌ام.» گفت: «(نه،) بلکه صد سال درنگ کرده‌ای، پس به خوراکی و نوشیدنی خود بنگر (که هرگز طعم و رنگشان) تغییر نکرده است و به درازگوش خود بنگر (که چگونه متلاشی شده است). و برای اینکه تو را نشانه‌ای برای مردم (بر معاد) قرار دهیم، و به (این) استخوان‌ها (ی درازگوش هم) بنگر، (که) چگونه آنها را برداشته (و) به هم پیوند می‌دهیم‌؛ سپس گوشت بر آنها می‌پوشانیم.» پس هنگامی که (چگونگی زنده ساختن مردگان) برای او آشکار شد، گفت: «می‌دانم که خدا بر هر چیزی بسی تواناست.» quran_en_fa When Abraham said: "Show me, Lord, how You will raise the dead, " He replied: "Have you no faith?" He said "Yes, but just to reassure my heart." Allah said, "Take four birds, draw them to you, and cut their bodies to pieces. Scatter them over the mountain-tops, then call them back. They will come swiftly to you. Know that Allah is Mighty, Wise." و [یاد کنید] هنگامی که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من نشان ده که مردگان را چگونه زنده می‌کنی؟ [خدا] فرمود: آیا [به قدرتم نسبت به زنده کردن مردگان] ایمان نیاورده‌ای؟! گفت: چرا، ولی [مشاهده این حقیقت را خواستم] تا قلبم آرامش یابد. [خدا] فرمود: پس چهار پرنده بگیر و آنها را [برای دقت در آفرینش هر یک] به خود نزدیک کن، و [بعد از کشتن، ریز ریز کردن و مخلوط کردنشان به هم] بر هر کوهی [در این منطقه] بخشی از آنها را قرار ده، سپس آنها را بخوان که شتابان به سویت می‌آیند؛ و بدان که یقینا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///و [یاد کنید] هنگامی که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من نشان ده که مردگان را چگونه زنده می‌کنی؟ [خدا] فرمود: آیا [به قدرتم نسبت به زنده کردن مردگان] ایمان نیاورده‌ای؟! گفت: چرا، ولی [مشاهده این حقیقت را خواستم] تا قلبم آرامش یابد. [خدا] فرمود: پس چهار پرنده بگیر و آنها را [برای دقت در آفرینش هر یک] به خود نزدیک کن، و [بعد از کشتن، ریز ریز کردن و مخلوط کردنشان به هم] بر هر کوهی [در این منطقه] بخشی از آنها را قرار ده، سپس آنها را بخوان که شتابان به سویت می‌آیند؛ و بدان که یقینا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///ابراهیم گفت: اى پروردگار من، به من بنماى که مردگان را چگونه زنده مى‌سازى. گفت: آیا هنوز ایمان نیاورده‌اى؟ گفت: بلى، و لکن مى خواهم که دلم آرام یابد. گفت: چهار پرنده برگیر و گوشت آنها را به هم بیامیز، و هر جزئى از آنها را بر کوهى بنه. پس آنها را فراخوان. شتابان نزد تو مى‌آیند، و بدان که خدا پیروزمند و حکیم است.///و آن‌گاه که ابراهیم گفت: پروردگارا! به من بنما که مردگان را چگونه زنده مى‌کنى؟ فرمود: مگر باور ندارى؟ گفت: چرا، ولى از آن جهت که دلم مطمئن شود. فرمود: چهار پرنده بگیر [و بکش‌] و پاره پاره کن [و درهم بیامیز]، سپس بر هر کوهى پاره‌اى از آنها را بگذار،///و [یاد کن‌] آنگاه که ابراهیم گفت: «پروردگارا، به من نشان ده؛ چگونه مردگان را زنده مى‌کنى؟» فرمود: «مگر ایمان نیاورده‌اى؟» گفت: «چرا، ولى تا دلم آرامش یابد.» فرمود: «پس، چهار پرنده برگیر، و آنها را پیش خود، ریز ریز گردان؛ سپس بر هر کوهى پاره‌اى از آنها را قرار ده؛ آنگاه آنها را فرا خوان، شتابان به سوى تو مى‌آیند، و بدان که خداوند توانا و حکیم است.»///و هنگامى که ابراهیم گفت: «پروردگارا! به من نشان بده که چگونه مردگان را زنده مى‌کنى؟» فرمود: «مگر ایمان نیاورده‌اى؟» گفت: «چرا، ولى براى آن که قلبم آرامش یابد.» [خداوند] فرمود: «چهار پرنده [متفاوت] را برگیر و آنها را نزد خود جمع و قطعه قطعه کن [و در هم بیامیز]، سپس بر هر کوهى قسمتى از آنها را قرار ده، آن­گاه پرندگان را بخوان، به سرعت به سوى تو مى‌آیند. و بدان که خداوند تواناى حکیم است.»///و چون ابراهیم گفت: بار پروردگارا، به من بنما که چگونه مردگان را زنده خواهی کرد؟ خدا فرمود: باور نداری؟ گفت: آری باور دارم، لیکن خواهم (به مشاهده آن) دلم آرام گیرد. خدا فرمود: چهار مرغ بگیر و گوشت آنها را به هم درآمیز نزد خود، آن گاه هر قسمتی را بر سر کوهی بگذار، سپس آن مرغان را بخوان، که به سوی تو شتابان پرواز کنند؛ و بدان که خدا (بر همه چیز) توانا و داناست.///و آنگاه که ابراهیم گفت پروردگارا به من بنمای که چگونه مردگان را زنده می‌کنی، فرمود مگر ایمان نداری؟ گفت چرا، ولی برای آنکه دلم آرام گیرد، فرمود چهار پرنده بگیر [و بکش‌] و پاره پاره کن [و همه را در هم بیامیز]، سپس بر سر هر کوهی پاره‌ای از آنها را بگذار، آنگاه آنان را [به خود] بخوان [خواهی دید] که شتابان به سوی تو می‌آیند و بدان که خداوند پیروزمند فرزانه است‌///و (به خاطر بیاور) هنگامی را که ابراهیم گفت: «خدایا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده می‌کنی؟» فرمود: «مگر ایمان نیاورده‌ای؟!» عرض کرد: «آری، ولی می‌خواهم قلبم آرامش یابد.» فرمود: «در این صورت، چهار نوع از مرغان را انتخاب کن! و آنها را (پس از ذبح کردن،) قطعه قطعه کن (و در هم بیامیز)! سپس بر هر کوهی، قسمتی از آن را قرار بده، بعد آنها را بخوان، به سرعت به سوی تو می‌آیند! و بدان خداوند قادر و حکیم است؛ (هم از ذرات بدن مردگان آگاه است، و هم توانایی بر جمع آنها دارد)».///و هنگامی که گفت ابراهیم پروردگارا بنمایانم چگونه زنده کنی مردگان را گفت مگر ایمان نیاوردی گفت بلی و لیکن تا آرام گیرد دلم گفت پس برگیر چهار مرغ را و پاره گردان آنها را به نزد خود پس بگذار فراز هر کوهی از آنها پاره‌ای را پس فراخوانشان بیایندت به دویدن و بدان که خدا است عزتمند حکیم‌///و چون ابراهیم گفت: «پروردگارم! مرا نشان ده، چگونه مردگان را زنده می‌کنی‌؟» فرمود: «مگر ایمان نیاوردی‌؟» گفت: «چرا! ولی تا دلم (با دیدن این کیفیت ملکوتی بیشتر) آرامش یابد.» فرمود: «پس چهار پرنده برگیر؛ پس آنها را با خود بس مأنوس گردان‌؛ سپس بر هر کوهی پاره‌ای از آنها را قرار ده‌؛ آن‌گاه آنها را فراخوان، (و ببین که) شتابان سوی تو می‌آیند. و بدان که همواره خدا عزیزی است حکیم.» quran_en_fa The parable of those who spend their substance in the way of Allah is that of a grain of corn: it groweth seven ears, and each ear Hath a hundred grains. Allah giveth manifold increase to whom He pleaseth: And Allah careth for all and He knoweth all things. مثل آنان که اموالشان را در راه خدا انفاق می‌کنند، مانند دانه‌ای است که هفت خوشه برویاند، در هر خوشه صد دانه باشد؛ و خدا برای هر که بخواهد چند برابر می‌کند و خدا بسیار عطا کننده و داناست.///مثل آنان که اموالشان را در راه خدا انفاق می‌کنند، مانند دانه‌ای است که هفت خوشه برویاند، در هر خوشه صد دانه باشد؛ و خدا برای هر که بخواهد چند برابر می‌کند و خدا بسیار عطا کننده و داناست.///مثل آنان که مال خود را در راه خدا انفاق مى‌کنند، مثل دانه‌اى است که هفت خوشه برآورد و در هر خوشه‌اى صد دانه باشد. خدا پاداش هر که را که بخواهد، چند برابر مى‌کند. خدا گشایش‌دهنده و داناست.///داستان کسانى که مالشان را در راه خدا مى‌بخشند چون داستان دانه‌اى است که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه‌اى صد دانه [باشد]، و خدا براى هر کس بخواهد [پاداشى‌] چند برابر مى‌دهد و خدا وسعت بخش داناست///مثل [صدقات‌] کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى‌کنند همانند دانه‌اى است که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه‌اى صد دانه باشد؛ و خداوند براى هر کس که بخواهد [آن را] چند برابر مى‌کند، و خداوند گشایشگر داناست.///مثل کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى‌کنند، همانند بذرى است که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه یکصد دانه باشد و خداوند آن را براى هر کس بخواهد دو یا چند برابر مى‌کند و خدا وسعت‌بخش داناست.///مثل آنان که مالشان را در راه خدا انفاق می‌کنند به مانند دانه‌ای است که از آن هفت خوشه بروید و در هر خوشه صد دانه باشد، و خداوند از این مقدار نیز برای هر که خواهد بیفزاید، و خدا را رحمت بی‌منتهاست و (به همه چیز) داناست.///داستان کسانی که اموالشان را در راه خدا می‌بخشند همچون دانه‌ای است که هفت خوشه می‌رویاند و در هر خوشه‌ای یکصد دانه، و خداوند برای هرکس که بخواهد [پاداش را] چند برابر می‌کند و خداوند گشایشگر داناست‌///کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‌کنند، همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند؛ که در هر خوشه، یکصد دانه باشد؛ و خداوند آن را برای هر کس بخواهد (و شایستگی داشته باشد)، دو یا چند برابر می‌کند؛ و خدا (از نظر قدرت و رحمت،) وسیع، و (به همه چیز) داناست.///مثل آنان که بخشند مال خود را در راه خدا مانند دانه است که برویاند هفت خوشه در هر خوشه صد دانه و خدا چند برابر کند برای هر که خواهد و خدا است گشایشمند دانا///مثل کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‌کنند، همانند دانه‌ای است که هفت خوشه رویانید، (که) در هر خوشه صد دانه است‌؛ و خدا برای هر کس که بخواهد (آن را) چند برابر می‌کند. و خدا گشایشگری داناست. quran_en_fa Those who spend their substance in the cause of Allah, and follow not up their gifts with reminders of their generosity or with injury,-for them their reward is with their Lord: on them shall be no fear, nor shall they grieve. کسانی که اموالشان را در راه خدا انفاق می‌کنند، سپس منت و آزاری به دنبال انفاقشان نمی‌آورند، برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی شایسته و مناسب است، و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.///کسانی که اموالشان را در راه خدا انفاق می‌کنند، سپس منت و آزاری به دنبال انفاقشان نمی‌آورند، برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی شایسته و مناسب است، و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.///مزد کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى‌کنند و پس از انفاق منتى نمى‌نهند و آزارى نمى‌رسانند با پروردگارشان است. نه بیمناک مى‌شوند و نه اندوهگین.///کسانى که مالشان را در راه خدا مى‌بخشند و به دنبال بخشش خود منت و آزارى نمى‌آورند، اجرشان نزد پروردگارشان [محفوظ] است و نه بیمى بر آنهاست و نه اندوهگین شوند///کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى‌کنند، سپس در پى آنچه انفاق کرده‌اند، منت و آزارى روا نمى‌دارند، پاداش آنان برایشان نزد پروردگارشان [محفوظ] است، و بیمى بر آنان نیست و اندوهگین نمى‌شوند.///کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى‌کنند و سپس به دنبال آنچه انفاق کرده‌اند، منت نمى‌گذارند و آزارى نمى‌رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان [محفوظ] است و نه ترسى دارند و نه غمگین مى‌شوند.///آنان که مالشان را در راه خدا انفاق کنند و در پی انفاق منتی نگذارده و آزاری نکنند، آنها را پاداش نیکو نزد خدا خواهد بود و از هیچ پیشامدی بیمناک نباشند و هرگز اندوهناک نخواهند بود.///کسانی که اموالشان را در راه خدا می‌بخشند و به دنبال بخشش خود منت و آزاری در میان نمی‌آورند، پاداششان نزد پروردگارشان [محفوظ] است، نه بیمی بر آنهاست و نه اندوهگین می‌شوند///کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‌کنند، سپس به دنبال انفاقی که کرده‌اند، منت نمی‌گذارند و آزاری نمی‌رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است؛ و نه ترسی دارند، و نه غمگین می‌شوند.///آنان که بخشند مال خود را در راه خدا و در پی نیارند آنچه را بخشیدند منتی و نه آزاری ایشان را است پاداش ایشان نزد پروردگار خویش و نه ترسی بر ایشان است و نه اندوهگین شوند///کسانی که اموالشان را در راه خدا انفاق می‌کنند، سپس در پی آنچه انفاق کرده‌اند، منت و آزاری روا نمی‌دارند، پاداش آنان برایشان تنها نزد پروردگارشان است، و هرگز بیمی بر آنان نیست، و نه ایشان اندوهگین می‌شوند. quran_en_fa Kind words and the covering of faults are better than charity followed by injury. Allah is free of all wants, and He is Most-Forbearing. گفتاری پسندیده [در برابر تهیدستان] و عفو [ی کریمانه نسبت به خشم و بد زبانی مستمندان] بهتر از بخششی است که دنبالش آزاری باشد، و خدا بی نیاز و بردبار است.///گفتاری پسندیده [در برابر تهیدستان] و عفو [ی کریمانه نسبت به خشم و بد زبانی مستمندان] بهتر از بخششی است که دنبالش آزاری باشد، و خدا بی نیاز و بردبار است.///گفتار نیکو و بخشایش، بهتر از صدقه‌اى است که آزارى به دنبال داشته باشد. خدا بى‌نیاز و بردبار است.///سخن خوش [با نیازمندان‌] و گذشت، از صدقه‌اى که آزارى در پى دارد بهتر است، و خدا بى‌نیاز و بردبار است///گفتارى پسندیده [در برابر نیازمندان‌] و گذشت [از اصرار و تندى آنان‌] بهتر از صدقه‌اى است که آزارى به دنبال آن باشد، و خداوند بى‌نیاز بردبار است.///گفتار پسندیده و گذشت [از تندى نیازمندان]، بهتر از صدقه‌اى است که آزارى به دنبال آن باشد. و خدا بى‌نیاز بردبار است.///(فقیر سائل را به) زبان خوش و طلب آمرزش (رد کردن) بهتر است از صدقه‌ای که پی آن آزار کنند، و خداوند بی‌نیاز و بردبار است.///زبان خوش و پرده‌پوشی بهتر است از صدقه‌ای که آزاری در پی داشته باشد، و خداوند بی‌نیاز بردبار است‌///گفتار پسندیده (در برابر نیازمندان)، و عفو (و گذشت از خشونتهای آنها)، از بخششی که آزاری به دنبال آن باشد، بهتر است؛ و خداوند، بی‌نیاز و بردبار است.///گفتاری نیک و آمرزش گنهی بهتر است از تصدقی که در پیش آزاری باشد و خدا است بی‌نیاز بردبار///گفتاری پسندیده (در برابر نیازمندان) و گذشتی (از تندی به آنان و یا تندیشان) بهتر از صدقه‌ای است که آزاری به دنبال دارد. و خدا بی‌نیازی بردبار است. quran_en_fa O ye who believe! cancel not your charity by reminders of your generosity or by injury,- like those who spend their substance to be seen of men, but believe neither in Allah nor in the Last Day. They are in parable like a hard, barren rock, on which is a little soil: on it falls heavy rain, which leaves it (Just) a bare stone. They will be able to do nothing with aught they have earned. And Allah guideth not those who reject faith. ای اهل ایمان! صدقه هایتان را با منت و آزار باطل نکنید، مانند کسی که مالش را به ریا به مردم انفاق می‌کند و به خدا و روز قیامت ایمان ندارد، که وصفش مانند سنگ سخت و خارایی است که بر آن [پوششی نازک از] خاک قرار دارد و رگباری تند و درشت به آن برسد و آن سنگ را صاف [و بدون خاک] واگذارد [صدقه ریایی مانند آن خاک است و این ریاکاران] به چیزی از آنچه کسب کرده‌اند، دست نمی‌یابند و خدا مردم کافر را هدایت نمی‌کند.///ای اهل ایمان! صدقه هایتان را با منت و آزار باطل نکنید، مانند کسی که مالش را به ریا به مردم انفاق می‌کند و به خدا و روز قیامت ایمان ندارد، که وصفش مانند سنگ سخت و خارایی است که بر آن [پوششی نازک از] خاک قرار دارد و رگباری تند و درشت به آن برسد و آن سنگ را صاف [و بدون خاک] واگذارد [صدقه ریایی مانند آن خاک است و این ریاکاران] به چیزی از آنچه کسب کرده‌اند، دست نمی‌یابند و خدا مردم کافر را هدایت نمی‌کند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، همانند آن کس که اموال خود را از روى ریا و خودنمایى انفاق مى‌کند و به خدا و روز قیامت ایمان ندارد، صدقه‌هاى خویش را به منت‌نهادن و آزار رسانیدن باطل مکنید. مثل او مثل سنگ صافى است که بر روى آن خاک نشسته باشد. به ناگاه بارانى تند فرو بارد و آن سنگ را همچنان کشت ناپذیر باقى گذارد. چنین کسان از آنچه کرده‌اند سودى نمى‌برند، که خدا کافران را هدایت نمى‌کند.///اى مؤمنان! صدقات خود را با منت و آزار باطل نکنید، مانند کسى که براى ریا و نمایاندن به مردم مالش را انفاق مى‌کند و به خدا و رستاخیز ایمان ندارد. پس حکایت آن چون تخته سنگى است که بر آن خاکى باشد و رگبارى بر آن ببارد و خاک آن را بشوید. آنان به چیزى ا///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، صدقه‌هاى خود را با منت و آزار، باطل مکنید، مانند کسى که مالش را براى خودنمایى به مردم، انفاق مى‌کند و به خدا و روز بازپسین ایمان ندارد. پس مثل او همچون مثل سنگ خارایى است که بر روى آن، خاکى [نشسته‌] است، و رگبارى به آن رسیده و آن [سنگ‌] را سخت و صاف بر جاى نهاده است. آنان [=ریاکاران‌] نیز از آنچه به دست آورده‌اند، بهره‌اى نمى‌برند؛ و خداوند، گروه کافران را هدایت نمى‌کند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! بخشش‌هاى خود را با منت و آزار باطل نسازید، همانند کسى که مال خود را براى خودنمایى، به مردم، انفاق مى‌کند و به خدا و روز رستاخیز ایمان ندارد. پس مثال او همچون مثل قطعه سنگ صافى است که بر روى آن خاک باشد [و بذرهایى بر آن افشانده شود]، پس رگبارى به آن رسد و آن سنگ را صاف [و خالى از خاک و بذر] رها کند! [ریاکاران نیز] از دستاوردشان، هیچ بهره‌اى نمى‌برند و خداوند گروه کافران را هدایت نمى‌کند.///ای اهل ایمان، صدقات خود را به سبب منت و آزار تباه نسازید مانند آن که مال خود را از روی ریا (برای جلب توجه دیگران) انفاق کند و ایمان به خدا و روز قیامت ندارد؛ مثل این ریاکاران بدان ماند که دانه را (به جای آنکه در زمین قابلی افشانند) بر روی سنگ صاف غبار گرفته‌ای ریزند و تند بارانی غبار آن بشوید و آن سنگ را همان طور صاف و بی‌گیاه به جای گذارد، که نتوانند هیچ حاصلی از آن به دست آورند. و خداوند گروه کافران را راه (سعادت) ننماید.///ای مؤمنان صدقات خود را با منت نهادن و آزار باطل نکنید، همانند کسی که مالش را برای نمایش دادن به مردم، انفاق می‌کند، و به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارد، آری داستان او همچون تخته‌سنگی است که بر آن خاکی باشد و باران سنگینی بر آن ببارد و آن را [همچنان‌] سترون واگذارد، آنان از کار و کردار خویش حاصلی نبرند، و خداوند خدانشناسان را هدایت نمی‌کند///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بخششهای خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مردم، انفاق می‌کند؛ و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمی‌آورد؛ (کار او) همچون قطعه سنگی است که بر آن، (قشر نازکی از) خاک باشد؛ (و بذرهایی در آن افشانده شود؛) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاکها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالی از خاک و بذر) رها کند. آنها از کاری که انجام داده‌اند، چیزی به دست نمی‌آورند؛ و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمی‌کند.///ای آنان که ایمان آوردید تباه نکنید تصدقهای خود را به منت و آزار مانند آنکه انفاق کند مال خویش را برای ریای (خودنمائی) مردم و ایمان نیارد به خدا و روز جزا پس مثل او مانند سنگی است لغزان که بر آن باشد خاکی و رسیده باشدش بارانی سخت که بازگذاردش لغزنده قدرت ندارند بر چیزی از آنچه فراهم آوردند و خدا هدایت نکند گروه کافران را///هان ای کسانی که ایمان آوردید! صدقه‌های خود را با منت و آزار، باطل مکنید؛ مانند کسی که مالش را برای ریا و خودنمایی به مردم انفاق می‌کند و به خدا و روز بازپسین ایمان نمی‌آورد. پس مثل او همچون مثل سنگ خارایی است که روی آن خاکی (نشسته) است، و رگباری به آن رسیده، و آن (سنگ) را سخت و صاف (و بی‌غبار) بر جای نهاده است. آنان [: ریاکاران نیز] بدانچه به دست آوردند، دست نمی‌یابند. و خدا گروه کافران را هدایت نمی‌کند. quran_en_fa And the likeness of those who spend their substance, seeking to please Allah and to strengthen their souls, is as a garden, high and fertile: heavy rain falls on it but makes it yield a double increase of harvest, and if it receives not Heavy rain, light moisture sufficeth it. Allah seeth well whatever ye do. ومثل کسانی که اموالشان را برای طلب خشنودی خدا و استوار کردن نفوسشان [بر حقایق ایمانی و فضایل اخلاقی] انفاق می‌کنند، مانند بوستانی است در جایی بلند که بارانی تند به آن برسد، در نتیجه میوه‌اش را دو چندان بدهد، و اگر باران تندی به آن نرسد باران ملایمی می‌رسد [و آن برای شادابی و محصول دادنش کافی است] و خدا به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///ومثل کسانی که اموالشان را برای طلب خشنودی خدا و استوار کردن نفوسشان [بر حقایق ایمانی و فضایل اخلاقی] انفاق می‌کنند، مانند بوستانی است در جایی بلند که بارانی تند به آن برسد، در نتیجه میوه‌اش را دو چندان بدهد، و اگر باران تندی به آن نرسد باران ملایمی می‌رسد [و آن برای شادابی و محصول دادنش کافی است] و خدا به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///و مثل کسانى که اموال خویش را براى طلب رضاى خدا از روى یقین و اعتقاد انفاق مى‌کنند، مثل بوستانى است بر تپه‌اى، که بارانى تند، بر آن بارد و دو چندان میوه دهد، و اگر نه بارانى تند که نرم بارانى بر آن بارد. خدا به کارهاى شما بیناست.///و حکایت کسانى که مالشان را در راه خشنودى خدا و براى تحکیم ایمان خویش انفاق مى‌کنند همچون بوستانى بر تپه‌اى است که رگبارى بر آن ببارد و میوه‌هایش را دو چندان بار آورد، و اگر رگبارى هم به آن نرسد باران سبک [آن را بس است‌]. و خدا به آنچه مى‌کنید بیناست///و مثل [صدقات‌] کسانى که اموال خویش را براى طلب خشنودى خدا و استوارى روحشان انفاق مى‌کنند، همچون مثل باغى است که بر فراز پشته‌اى قرار دارد [که اگر] رگبارى بر آن برسد، دو چندان محصول برآورد، و اگر رگبارى هم بر آن نرسد، باران ریزى [براى آن بس است‌]، و خداوند به آنچه انجام مى‌دهید بیناست.///و مثل کسانى که اموال خود را در طلب رضاى خداوند و استوارى روح خود انفاق مى‌کنند، همچون مثل باغى است که در نقطه‌اى بلند باشد و باران‌هاى درشت به آن برسد و میوه‌ى خود را دو چندان بدهد. و اگر باران درشتى نبارد، باران‌هاى ریز و شبنم [به آن مى‌رسد تا همیشه، شاداب و پرطراوت باشد.] و خداوند به آنچه انجام مى‌دهید، بیناست.///و مثل آنان که مالشان را در راه خشنودی خدا انفاق کنند و با کمال اطمینان خاطر، دل به لطف خدا شاد دارند مثل بوستانی است که در زمین بلندی باشد و بر آن باران زیادی به موقع ببارد و حاصلی دو چندان (که منتظرند) دهد، و اگر باران زیاد نیاید، اندک بارد (تا باز به ثمر رسد)، و خدا (به کار شما) بیناست.///و داستان کسانی که اموالشان را در طلب خشنودی خداوند و برای تحکیم اعتقاد خویش می‌بخشند، همچون بوستانی است بر پشته‌ای که باران سنگینی بر آن ببارد و میوه‌هایش را دوچندان به بار آورد، و اگر باران سنگین بر آن نبارد [دست کم‌] باران سبک [بر آن ببارد] و خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است‌///و (کار) کسانی که اموال خود را برای خشنودی خدا، و تثبیت (ملکات انسانی در) روح خود، انفاق می‌کنند، همچون باغی است که در نقطه بلندی باشد، و بارانهای درشت به آن برسد، (و از هوای آزاد و نور آفتاب، به حد کافی بهره گیرد،) و میوه خود را دو چندان دهد (که همیشه شاداب و با طراوت است.) و اگر باران درشت به آن نرسد، بارانی نرم به آن می‌رسد. و خداوند به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///و مثل آنان که می‌بخشند مال خویش را در پیجوئی رضای خدا و برای استوارساختن نفوس خود مانند باغی است بر پشته‌ای که رسیده باشدش بارانی سخت پس داده باشد میوه خود را چهار برابر و اگر نرسیده باشدش بارانی درشت پس بارانی خرد و خدا بدانچه می‌کنید بینا است‌///و مثل کسانی که اموالشان را برای طلب خشنودی خدا و استواری خودشان انفاق می‌کنند، همچون مثل باغی است که بر فراز تپه‌ای قرار دارد (و) رگباری به آن رسیده، پس دو چندان خوردنیش را برآورد، پس اگر رگباری (هم) به آن نرسد، بارانی کم (همچون نم به آن رسیده). و خدا به آنچه می‌کنید بیناست. quran_en_fa Does any of you wish that he should have a garden with date-palms and vines and streams flowing underneath, and all kinds of fruit, while he is stricken with old age, and his children are not strong (enough to look after themselves)- that it should be caught in a whirlwind, with fire therein, and be burnt up? Thus doth Allah make clear to you (His) Signs; that ye may consider. آیا یکی از شما دوست دارد که او را بوستانی از درختان خرما و انگور باشد که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است و برای وی در آن بوستان از هر گونه میوه و محصولی باشد، در حالی که پیری به او رسیده و دارای فرزندان ناتوان [و خردسال] است، پس گردبادی که در آن آتش سوزانی است به آن بوستان برسد و یک پارچه بسوزد؟ [ریا و منت و آزار به همین صورت انفاق را نابود می‌کند] این گونه خدا آیاتش را برای شما توضیح می‌دهد تا بیندیشید.///آیا یکی از شما دوست دارد که او را بوستانی از درختان خرما و انگور باشد که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است و برای وی در آن بوستان از هر گونه میوه و محصولی باشد، در حالی که پیری به او رسیده و دارای فرزندان ناتوان [و خردسال] است، پس گردبادی که در آن آتش سوزانی است به آن بوستان برسد و یک پارچه بسوزد؟ [ریا و منت و آزار به همین صورت انفاق را نابود می‌کند] این گونه خدا آیاتش را برای شما توضیح می‌دهد تا بیندیشید.///آیا از میان شما کسى هست که دوست داشته باشد که او را بوستانى از خرما و انگور بوده باشد، و جویها در پاى درختانش جارى باشد، و هر گونه میوه‌اى دهد، و خود پیر شده و فرزندانى ناتوان داشته باشد، به ناگاه گرد بادى آتشناک در آن بوستان افتد و بسوزد؟ خدا آیات خود را براى شما اینچنین بیان مى‌کند، باشد که بیندیشید.///آیا کسى از شما دوست دارد که باغى از درختان خرما و انگور داشته باشد، که نهرها از پاى درختانش جارى است و هر گونه میوه‌اى برایش به بار آورد و پیریش فرا رسیده و فرزندانى خرد و ناتوان داشته باشد، ناگاه گرد بادى آتشین بر آن بزند و [باغ یکسر] بسوزد؟ خدا بد///آیا کسى از شما دوست دارد که باغى از درختان خرما و انگور داشته باشد که از زیر آنها نهرها روان است، و براى او در آن [باغ‌] از هر گونه میوه‌اى [فراهم‌] باشد، و در حالى که او را پیرى رسیده و فرزندانى خردسال دارد، [ناگهان‌] گردبادى آتشین بر آن [باغ‌] زند و [باغ یکسر] بسوزد؟ این گونه، خداوند آیات [خود] را براى شما روشن مى‌گرداند، باشد که شما بیندیشید.///آیا کسى از شما دوست دارد که باغى از درختان خرما و انگور داشته باشد که از زیر درختان آن، نهرها بگذرد و براى او در آن [باغ] از هرگونه میوه‌اى وجود داشته باشد و در حالى که به سن پیرى رسیده و فرزندانى [کوچک و] ناتوان دارد، گردبادى [شدید،] همراه با آتش سوزان به آن باغ بوزد و باغ را یکسره بسوزاند؟ این چنین خداوند آیات را براى شما بیان مى‌کند، شاید بیندیشید!///آیا هیچ یک از شما خواهد که او را باغی باشد از درخت خرما و انگور و زیر آن درختان جویهای روان، و در آن هرگونه میوه موجود باشد، آن گاه ضعف و پیری بدو فرا رسد و او را فرزندان خرد و ناتوان باشد، پس در باغ او بادی آتشبار افتد و همه بسوزد؟ (حال کسی که به ریا انفاق کند بدین ماند). خداوند آیات خود را برای شما این چنین روشن بیان کند، باشد که (در مآل کارها و حقیقت احوال) فکر کنید.///آیا کسی از شما دوست دارد که باغی از درختان خرما و انگور داشته باشد و جویباران از فرودست آن جاری باشد، و هرگونه میوه برایش به بار آورد و [او] پیریش فرارسیده و فرزندانی خرد و ناتوان داشته باشد، [و به ناگاه‌] گردبادی که آتشی دربر دارد، بر آن بزند و [سراپا] بسوزد خداوند بدین گونه آیاتش را برای شما روشن می‌گرداند تا اندیشه کنید///آیا کسی از شما دوست دارد که باغی از درختان خرما و انگور داشته باشد که از زیر درختان آن، نهرها بگذرد، و برای او در آن (باغ)، از هر گونه میوه‌ای وجود داشته باشد، در حالی که به سن پیری رسیده و فرزندانی (کوچک و) ضعیف دارد؛ (در این هنگام،) گردبادی (کوبنده)، که در آن آتش (سوزانی) است، به آن برخورد کند و شعله‌ور گردد و بسوزد؟! (همین‌طور است حال کسانی که انفاقهای خود را، با ریا و منت و آزار، باطل می‌کنند.) این چنین خداوند آیات خود را برای شما آشکار می‌سازد؛ شاید بیندیشید (و با اندیشه، راه حق را بیابید)!///آیا دوست دارد یکی از شما که وی را باغی باشد از نخلستان و تاکستان روان باشد زیر آن جویها و برای او در آن از تمام میوه‌ها باشد و رسیده باشدش پیری و او را فرزندانی بینوا باشند پس برسدش بادی که در آن باشد آتشی پس بسوخته باشد چنین بیان کند خدا برای شما آیتهای خویش را شاید اندیشه کنید///آیا یکی از شما دوست دارد که باغی سر در هم از درختان خرما و انگور داشته باشد که از زیر (درختان) شان نهرها روان است (و) برای او در آن (باغ) از هر گونه میوه‌ای (فراهم) است و در حالی که او را پیری در رسیده و فرزندانی خردسال دارد (ناگهان) بادی آتشین با تندی در آن (باغ) بوزد و (باغ یکسره) بسوزد؟ این گونه، خدا نشانه‌ها (ی خود) را برای شما روشن می‌گرداند، شاید شما بیندیشید. quran_en_fa O ye who believe! Give of the good things which ye have (honourably) earned, and of the fruits of the earth which We have produced for you, and do not even aim at getting anything which is bad, in order that out of it ye may give away something, when ye yourselves would not receive it except with closed eyes. And know that Allah is Free of all wants, and worthy of all praise. ای اهل ایمان! از پاکیزه‌های آنچه [از راه داد و ستد] به دست آورده‌اید، و آنچه [از گیاهان و معادن] برای شما از زمین بیرون آورده‌ایم، انفاق کنید و برای انفاق کردن دنبال مال ناپاک و بی ارزش و معیوب نروید، در حالی که اگر آن را به عنوان حق شما به خود شما می‌دادند، جز [با] چشم پوشی [و دلسردی] نمی‌گرفتید و بدانید که خدا، بی نیاز و ستوده است.///ای اهل ایمان! از پاکیزه‌های آنچه [از راه داد و ستد] به دست آورده‌اید، و آنچه [از گیاهان و معادن] برای شما از زمین بیرون آورده‌ایم، انفاق کنید و برای انفاق کردن دنبال مال ناپاک و بی ارزش و معیوب نروید، در حالی که اگر آن را به عنوان حق شما به خود شما می‌دادند، جز [با] چشم پوشی [و دلسردی] نمی‌گرفتید و بدانید که خدا، بی نیاز و ستوده است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از دستاوردهاى نیکوى خویش و از آنچه برایتان از زمین رویانیده‌ایم انفاق کنید، نه از چیزهاى ناپاک و بد، که خود آنها را جز از روى اغماض نمى‌ستانید. و بدانید که خدا بى‌نیاز و ستودنى است.///اى مؤمنان! از بهترین آنچه به دست آورده‌اید و از آنچه از زمین برایتان برآورده‌ایم انفاق کنید، و [چیزهاى‌] پست را که خودتان جز با چشم‌پوشى نمى‌پذیرید براى انفاق منظور نکنید و بدانید که خدا بى‌نیاز ستوده است///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از چیزهاى پاکیزه‌اى که به دست آورده‌اید، و از آنچه براى شما از زمین برآورده‌ایم، انفاق کنید، و در پى ناپاک آن نروید که [از آن‌] انفاق نمایید، در حالى که آن را [اگر به خودتان مى‌دادند] جز با چشم‌پوشى [و بى‌میلى‌] نسبت به آن، نمى‌گرفتید، و بدانید که خداوند، بى‌نیاز ستوده [صفات‌] است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از اموال پاک و حلالی که به دست آورده‌اید و از آنچه ما براى شما از زمین رویانیده‌ایم، انفاق کنید و براى انفاق به سراغ چیز‌هاى ناپاک [و پست] نروید، در حالى که خود شما هم حاضر نیستید آنها را بپذیرید، مگر از روى چشم‌پوشی [و ناچارى]. و بدانید که خداوند بى‌نیاز و ستوده است.///ای اهل ایمان، انفاق کنید از بهترین آنچه اندوخته‌اید، و از آنچه برای شما از زمین می‌رویانیم، و بدها را برای انفاق در نظر نگیرید، در صورتی که خود شما جنس بد را نستانید مگر آنکه از بدی آن چشم پوشی کنید؛ و بدانید که خدا بی‌نیاز و ستوده صفات است.///ای مؤمنان از دستاورد خویش و از آنچه از زمین برایتان برآورده‌ایم، پاکیزه‌هایش را انفاق کنید و [حاشا که‌] قصد بخشیدن [چیزهای‌] بد و بیهوده را نکنید، چرا که خود شما نیز ستاننده آن نیستید، مگر آنکه چشم‌پوشی کنید، و بدانید که خداوند بی‌نیاز ستوده است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از قسمتهای پاکیزه اموالی که (از طریق تجارت) به دست آورده‌اید، و از آنچه از زمین برای شما خارج ساخته‌ایم (از منابع و معادن و درختان و گیاهان)، انفاق کنید! و برای انفاق، به سراغ قسمتهای ناپاک نروید در حالی که خود شما، (به هنگام پذیرش اموال،) حاضر نیستید آنها را بپذیرید؛ مگر از روی اغماض و کراهت! و بدانید خداوند، بی‌نیاز و شایسته ستایش است.///ای گروه مؤمنان ببخشید از پاکیزه‌های آنچه فراهم کردید و از آنچه بیرون آوردیم از زمین و آهنگ پلید نکنید که از آن انفاق کنید و نیستید ستاننده آن جز با فروخواباندن چشم در آن و بدانید که خدا است بی‌نیاز ستوده‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! از چیزهای پاکیزه‌ای که به دست آوردید و از آنچه برای شما از زمین بر آورده‌ایم، انفاق کنید؛ و آنچه را خود ناخوش دارید هرگز مجویید (که از آن) انفاق کنید، در حالی که (اگر آن را به خودتان بدهند) جز با چشم‌پوشی (و بی‌میلی) گیرنده‌ی آن نیستید. و بدانید که خدا بی‌نیازی ستوده است. quran_en_fa The Evil one threatens you with poverty and bids you to conduct unseemly. Allah promiseth you His forgiveness and bounties. And Allah careth for all and He knoweth all things. شیطان، شما را [به هنگام انفاق مال با ارزش] از تهیدستی و فقر می‌ترساند، و شما را به کار زشت [چون بخل وخودداری از زکات و صدقات] امر می‌کند، و خدا شما را از سوی خود وعده آمرزش و فزونی رزق می‌دهد؛ و خدا بسیار عطا کننده و داناست.///شیطان، شما را [به هنگام انفاق مال با ارزش] از تهیدستی و فقر می‌ترساند، و شما را به کار زشت [چون بخل وخودداری از زکات و صدقات] امر می‌کند، و خدا شما را از سوی خود وعده آمرزش و فزونی رزق می‌دهد؛ و خدا بسیار عطا کننده و داناست.///شیطان شما را از بینوایى مى‌ترساند و به کارهاى زشت وا مى‌دارد، در حالى که خدا شما را به آمرزش خویش و افزونى وعده مى‌دهد. خدا گشایش‌دهنده و داناست.///شیطان شما را از تهیدستى مى‌ترساند و به [تنگ نظرى و] زشتى وا مى‌دارد، و خدا به شما آمرزش و بخشش خود را وعده مى‌دهد و او وسعت بخش داناست///شیطان شما را از تهیدستى بیم مى‌دهد و شما را به زشتى وامى‌دارد؛ و [لى‌] خداوند از جانب خود به شما وعده آمرزش و بخشش مى‌دهد، و خداوند گشایشگر داناست.///[به هنگام انفاق،] شیطان شما را از فقر و تهیدستى بیم مى‌دهد و شما را به فحشا و زشتى‌ها فرامى‌خواند، ولى خداوند از جانب خود به شما وعده آمرزش و فزونى مى‌دهد و خدا وسعت‌بخش داناست.///شیطان شما را وعده فقر و بی‌چیزی دهد و به کارهای زشت و بخل وادار کند، و خدا به شما وعده آمرزش و احسان دهد، و خدا را رحمت بی‌منتهاست و (به همه امور جهان) داناست.///شیطان شما را از تهیدستی بیم می‌دهد و به ناشایستی [بخل‌] فرمان می‌دهد، و خداوند به شما بخشایش و بخشش خویش را نوید می‌دهد و خدا گشایشگر داناست‌///شیطان، شما را (به هنگام انفاق،) وعده فقر و تهیدستی می‌دهد؛ و به فحشا (و زشتیها) امر می‌کند؛ ولی خداوند وعده «آمرزش» و «فزونی» به شما می‌دهد؛ و خداوند، قدرتش وسیع، و (به هر چیز) داناست. (به همین دلیل، به وعده‌های خود، وفا می‌کند.)///شیطان به شما وعده فقر دهد و بفرمایدتان به فحشاء و خدا نویدتان دهد به آمرزشی از خویش و فزونیی و خداست گشایشمند دانا///شیطان شما را به تهی‌دستی وعده می‌دهد و شما را به زشتی متجاوز از حد فرمان می‌دهد. و (اما) خدا شما را از جانب خود وعده‌ی پوشش و فضیلت و بخشش می‌دهد. و خدا گشایشگری داناست. quran_en_fa He granteth wisdom to whom He pleaseth; and he to whom wisdom is granted receiveth indeed a benefit overflowing; but none will grasp the Message but men of understanding. حکمت را به هر کس بخواهد می‌دهد، و آنکه به او حکمت داده شود، بی تردید او را خیر فراوانی داده‌اند، و جز صاحبان خرد، کسی متذکر نمی‌شود.///حکمت را به هر کس بخواهد می‌دهد، و آنکه به او حکمت داده شود، بی تردید او را خیر فراوانی داده‌اند، و جز صاحبان خرد، کسی متذکر نمی‌شود.///به هر که خواهد حکمت عطا کند. و به هر که حکمت عطا شده نیکى فراوان داده شده. و جز خردمندان پند نپذیرند.///حکمت را به هر کس که بخواهد مى‌بخشد، و هر که را حکمت داده شود یقینا خیر بسیارى داده شده است و جز خردمندان پند نگیرند/// [خدا] به هر کس که بخواهد حکمت مى‌بخشد، و به هر کس حکمت داده شود، به یقین، خیرى فراوان داده شده است؛ و جز خردمندان، کسى پند نمى‌گیرد.///[خداوند] حکمت و بینش را به هر کس بخواهد [و شایسته ببیند]، مى‌دهد. و به هر کس حکمت داده شود، خیرى فراوان به او داده شده است. و جز خردمندان کسی پند نمى‌گیرد.///خدا فیض حکمت را به هر که خواهد عطا کند، و هر که را به حکمت و دانش رسانند در باره او مرحمت و عنایت بسیار کرده‌اند، و این حقیقت را جز خردمندان متذکر نشوند.///او به هرکس که بخواهد حکمت می‌بخشد و به هرکس که حکمت بخشیده باشند، بی‌شک خیر بسیارش داده‌اند، و جز خردمندان کسی پند نمی‌گیرد///(خدا) دانش و حکمت را به هر کس بخواهد (و شایسته بداند) می‌دهد؛ و به هر کس دانش داده شود، خیر فراوانی داده شده است. و جز خردمندان، (این حقایق را درک نمی‌کنند، و) متذکر نمی‌گردند.///دهد حکمت را به هر که خواهد و آن کس که حکمت را داده شده است همانا داده شده است خیری بسیار و یادآور نشوند جز خردمندان‌///(خدا) به هر کس بخواهد حکمت می‌دهد و به هر کس حکمت داده شود، بی‌گمان، خیری فراوان داده شده است. و جز خردمندان ژرف‌نگر کسی پند نمی‌گیرد. quran_en_fa And whatever ye spend in charity or devotion, be sure Allah knows it all. But the wrong-doers have no helpers. و هر نفقه‌ای که انفاق کردید و هر نذری را که برعهده گرفتید، یقینا خدا آن را می‌داند، [در نتیجه فرمانبر را پاداش می‌دهد و ستمکار به آیات خدا و حقوق مردم را عذاب می‌کند] و برای ستمکاران در قیامت یاوری نیست.///و هر نفقه‌ای که انفاق کردید و هر نذری را که برعهده گرفتید، یقینا خدا آن را می‌داند، [در نتیجه فرمانبر را پاداش می‌دهد و ستمکار به آیات خدا و حقوق مردم را عذاب می‌کند] و برای ستمکاران در قیامت یاوری نیست.///هر چه را انفاق یا نذر کرده‌اید، خدا به آن آگاه است. و ستمکاران را هیچ یارى و مددکارى نیست.///و هر چه انفاق کردید یا هر نذرى را ملتزم شدید قطعا خدا آن را مى‌داند و ستمکاران را هیچ یاورى نیست///و هر نفقه‌اى را که انفاق، یا هر نذرى را که عهد کرده‌اید، قطعا خداوند آن را مى‌داند، و براى ستمکاران هیچ یاورى نیست.///و هر مالى را که انفاق کرده‌اید، یا نذرى را که عهد نموده‌اید، پس قطعا خداوند آن را مى‌داند و براى ستمگران [ریاکار و منت‌گذار،] هیچ یاورى نیست.///هر چه انفاق کنید و یا به نذر (و صدقه) دهید همانا خدا می‌داند، و (اگر در حق مسکینان ستم کنید) برای ستمکاران در دو جهان یار و معینی نخواهد بود.///هر بخششی که انجام دهید یا هر نذری که ببندید خداوند آن را می‌داند و ستمکاران یاورانی ندارند///و هر چیز را که انفاق می‌کنید، یا (اموالی را که) نذر کرده‌اید (در راه خدا انفاق کنید)، خداوند آنها را می‌داند. و ستمگران یاوری ندارند.///و آنچه انفاق کرده‌اید از نفقه یا نذر کرده‌اید از نذر همانا می‌داندش خدا و نیست ستمگران را یاران‌///و هر نفقه‌ای را که انفاق کردید، یا هر نذری که کردید، به‌راستی خدا آن را می‌داند. و برای ستمکاران هرگز یارانی نیست. quran_en_fa If ye disclose (acts of) charity, even so it is well, but if ye conceal them, and make them reach those (really) in need, that is best for you: It will remove from you some of your (stains of) evil. And Allah is well acquainted with what ye do. اگر صدقه‌ها را آشکار کنید، کاری نیکوست، و اگر آنها را پنهان دارید و به تهیدستان دهید برای شما بهتر است؛ و خدا [به این سبب] بخشی از گناهانتان را محو می‌کند؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///اگر صدقه‌ها را آشکار کنید، کاری نیکوست، و اگر آنها را پنهان دارید و به تهیدستان دهید برای شما بهتر است؛ و خدا [به این سبب] بخشی از گناهانتان را محو می‌کند؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///اگر آشکارا صدقه دهید کارى نیکوست و اگر در نهان به بینوایان صدقه دهید نیکوتر است و گناهان شما را مى‌زداید. و خدا به کارهایى که مى‌کنید آگاه است.///اگر صدقه‌ها را آشکار کنید این کار خوبى است و اگر پنهانش بدارید و به تهیدستان [آبرومند] بدهید این براى شما بهتر است و بخشى از گناهان شما را مى‌زداید و خدا از آنچه مى‌کنید آگاه است///اگر صدقه‌ها را آشکار کنید، این، کار خوبى است، و اگر آن را پنهان دارید و به مستمندان بدهید، این براى شما بهتر است؛ و بخشى از گناهانتان را مى‌زداید، و خداوند به آنچه انجام مى‌دهید آگاه است.///اگر صدقات را آشکارا بدهید، کار خوبى است، ولى اگر آنها را پنهان دارید و به نیازمندان بدهید، این براى شما بهتر است و بخشی از گناهان شما را مى‌زداید. و خداوند به آنچه انجام مى‌دهید، آگاه است.///اگر (به مستحقان) آشکارا صدقه دهید کاری نیکوست، لیکن اگر در پنهانی به فقیران (آبرومند) رسانید برای شما نیکوتر است و خدا (به پاداش آن) برخی از گناهان شما را محو و مستور دارد، و خداوند از (آشکارا و نهان) آنچه می‌کنید آگاه است.///اگر صدقات خویش را آشکار کنید، نیکوست و اگر پنهانش بدارید و به تهیدستان بدهید برایتان بهتر است، و بخشی از سیئات شما را می‌زداید و خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است‌///اگر انفاقها را آشکار کنید، خوب است! و اگر آنها را مخفی ساخته و به نیازمندان بدهید، برای شما بهتر است! و قسمتی از گناهان شما را می‌پوشاند؛ (و در پرتو بخشش در راه خدا، بخشوده خواهید شد.) و خداوند به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///اگر آشکارا دهید تصدقها را چه خوب و اگر پنهان دارید و به فقراء دهید بهتر باشد برای شما و جبران کند از گناهان شما و خدا بدانچه می‌کنید دانا است‌///اگر صدقه‌ها را آشکار کنید، این (برای تشویق دیگران هم) کار خوبی است، و اگر آن را پنهان دارید و به مستمندان بدهید، این برای شخص شما بهتر (که از ریا دورتر) است، و بخشی از گناهانتان را می‌زداید. و خدا به آنچه می‌کنید آگاه است. quran_en_fa It is not required of thee (O Messenger), to set them on the right path, but Allah sets on the right path whom He pleaseth. Whatever of good ye give benefits your own souls, and ye shall only do so seeking the "Face" of Allah. Whatever good ye give, shall be rendered back to you, and ye shall not Be dealt with unjustly. [ای پیامبر!] هدایت آنان [به سوی اخلاص در انفاق و ترک منت و آزار] بر عهده تو نیست، [وظیفه تو ابلاغ پیام و اتمام حجت است] بلکه خداست که هر کس را بخواهد هدایت می‌کند. [ای اهل ایمان!] و هر مالی را که انفاق کنید به سود خود شماست، و این در صورتی است که انفاق نکنید جز برای طلب خشنودی خدا. و آنچه از مال [باارزش و بی عیب] انفاق کنید، پاداشش به طور کامل به شما داده می‌شود، و مورد ستم قرار نخواهید گرفت.///[ای پیامبر!] هدایت آنان [به سوی اخلاص در انفاق و ترک منت و آزار] بر عهده تو نیست، [وظیفه تو ابلاغ پیام و اتمام حجت است] بلکه خداست که هر کس را بخواهد هدایت می‌کند. [ای اهل ایمان!] و هر مالی را که انفاق کنید به سود خود شماست، و این در صورتی است که انفاق نکنید جز برای طلب خشنودی خدا. و آنچه از مال [باارزش و بی عیب] انفاق کنید، پاداشش به طور کامل به شما داده می‌شود، و مورد ستم قرار نخواهید گرفت.///هدایت یافتن آنان بر عهده تو نیست، بلکه خداست که هر که را که بخواهد هدایت مى‌کند. و هر مالى که انفاق مى‌کنید ثوابش از آن خود شماست و جز براى خشنودى خدا چیزى انفاق مکنید و هر چه انفاق کنید پاداش آن به شما مى‌رسد و بر شما ستم نخواهد شد.///هدایت آنان [به طور اجبار] بر عهده‌ى تو نیست، بلکه خدا هر که را بخواهد هدایت مى‌کند. و هر مالى که انفاق کنید به سود خود شماست، و جز براى طلب رضاى خدا انفاق نکنید. و هر مالى که انفاق کنید [پاداش آن‌] به تمامى به شما داده خواهد شد و بر شما ستمى نخواهد///هدایت آنان بر عهده تو نیست، بلکه خدا هر که را بخواهد هدایت مى‌کند، و هر مالى که انفاق کنید، به سود خود شماست، و [لى‌] جز براى طلب خشنودى خدا انفاق مکنید، و هر مالى را که انفاق کنید [پاداش آن‌] به طور کامل به شما داده خواهد شد و ستمى بر شما نخواهد رفت.///هدایت یافتن آنان بر عهده‌ی تو نیست، بلکه خداوند هر که را بخواهد [و شایسته باشد،] هدایت مى‌کند. [بنابراین، ترک انفاق به بینوایان غیر مسلمان، براى اجبار آنان به اسلام، صحیح نیست،] و هر مالی که انفاق کنید، به نفع خودتان است و جز براى کسب رضاى خدا انفاق نکنید. و هر مالی که انفاق کنید، [پاداش] آن را به طور کامل دریافت می‌کنید و بر شما ستم نخواهد شد.///(ای رسول بر تو دعوت خلق است و) هدایت خلق بر تو نیست، خدا هر که را خواهد هدایت کند. و هر قسم انفاق و احسان کنید درباره خویش کرده‌اید، و نبایست انفاق کنید جز در راه رضای خدا، و هر انفاق و احسانی کنید از خدا پاداش تمام به شما رسد و هرگز به شما ستم نخواهد رسید.///هدایت آنان بر عهده تو نیست، بلکه خداوند هرکس را که بخواهد هدایت می‌کند هر مالی که ببخشید به سود خودتان است، و جز در راه رضای الهی انفاق نکنید، و هر مالی که ببخشید، پاداشش به تمامی به شما داده خواهد شد و بر شما ستم نمی‌رود///هدایت آنها (به‌طور اجبار،) بر تو نیست؛ (بنابر این، ترک انفاق به غیر مسلمانان، برای اجبار به اسلام، صحیح نیست؛) ولی خداوند، هر که را بخواهد (و شایسته بداند)، هدایت می‌کند. و آنچه را از خوبیها و اموال انفاق می‌کنید، برای خودتان است؛ (ولی) جز برای رضای خدا، انفاق نکنید! و آنچه از خوبیها انفاق می‌کنید، (پاداش آن) به طور کامل به شما داده می‌شود؛ و به شما ستم نخواهد شد.///نیست بر تو هدایت ایشان و لیکن خدا هدایت کند آنکه را خواهد و آنچه انفاق کنید از مال برای خود شما است و انفاق نمی‌کنید جز در پیجوئی روی خدا و آنچه انفاق کنید از مال داده می‌شود به شما و ستم کرده نمی‌شوید///هدایت (اثربخش حتمی) آنان بر عهده‌ی تو نیست، بلکه خدا هر که را بخواهد (این گونه) هدایت می‌کند. و هر چه انفاق کنید برای خود شماست، و (اما) جز برای طلب وجهه‌ی خدایی انفاق نمی‌کنید و هر چه انفاق کنید به طور کامل به شما داده خواهد شد، حال آنکه ستمی بر شما نخواهد رفت. quran_en_fa (Charity is) for those in need, who, in Allah's cause are restricted (from travel), and cannot move about in the land, seeking (For trade or work): the ignorant man thinks, because of their modesty, that they are free from want. Thou shalt know them by their (Unfailing) mark: They beg not importunately from all the sundry. And whatever of good ye give, be assured Allah knoweth it well. [صدقات] حق نیازمندانی است که در راه خدا [به سبب جنگ یا طلب دانش یا بیماری یا عوامل دیگر] در مضیقه و تنگنا افتاده‌اند [و برای فراهم کردن هزینه زندگی] نمی‌توانند در زمین سفر کنند؛ فرد ناآگاه آنان را از شدت پارسایی وعفتی که دارند توانگر و بی نیاز می‌پندارد. [تو ای رسول من!] آنان را از سیمایشان می‌شناسی. [آنان] از مردم به اصرار چیزی نمی‌خواهند. و شما ای اهل ایمان! آنچه از مال [با ارزش و بی عیب] انفاقکنید، یقینا خدا به آن داناست.///[صدقات] حق نیازمندانی است که در راه خدا [به سبب جنگ یا طلب دانش یا بیماری یا عوامل دیگر] در مضیقه و تنگنا افتاده‌اند [و برای فراهم کردن هزینه زندگی] نمی‌توانند در زمین سفر کنند؛ فرد ناآگاه آنان را از شدت پارسایی وعفتی که دارند توانگر و بی نیاز می‌پندارد. [تو ای رسول من!] آنان را از سیمایشان می‌شناسی. [آنان] از مردم به اصرار چیزی نمی‌خواهند. و شما ای اهل ایمان! آنچه از مال [با ارزش و بی عیب] انفاقکنید، یقینا خدا به آن داناست.///این صدقات از آن بینوایانى است که خود را در طاعت حق محصور کرده‌اند و در طلب قوت ناتوانند و آنچنان در پرده عفافند که هر که حال ایشان نداند پندارد که از توانگرانند. آنان را از سیمایشان مى‌شناسى که به اصرار از کسى چیزى نخواهند. و هر مالى که انفاق مى کنید خدا به آن آگاه است.///[این صدقات‌] از آن تهیدستانى است که در راه خدا از کار مانده‌اند و نمى‌توانند در زمین [براى معاش‌] سفر کنند و به خاطر مناعتى که دارند، ناآگاه آنها را توانگر مى‌پندارد. آنان را به سیمایشان مى‌شناسى. از مردم به اصرار چیزى نمى‌خواهند. و هر مالى [به آنان/// [این صدقات‌] براى آن [دسته از] نیازمندانى است که در راه خدا فرومانده‌اند، و نمى‌توانند [براى تأمین هزینه زندگى‌] در زمین سفر کنند. از شدت خویشتن‌دارى، فرد بى‌اطلاع، آنان را توانگر مى‌پندارد. آنها را از سیمایشان مى‌شناسى. با اصرار، [چیزى‌] از مردم نمى‌خواهند. و هر مالى [به آنان‌] انفاق کنید، قطعا خدا از آن آگاه است.///[انفاق و صدقه] از آن نیازمندانى است که در راه خدا در تنگنا قرار گرفته‌اند. [از وطن آواره شده یا در جبهه‌هاى جهاد هستند.] نمى‌توانند [براى تأمین هزینه‌ی زندگى] سفر کنند. از شدت عفاف و آبرودارى، شخص بى‌اطلاع آنها را بی‌نیاز مى‌پندارد، اما تو آنها را از چهره‌هایشان مى‌شناسى. آنان هرگز با اصرار از مردم چیزى نمى‌خواهند. و هر مالی [به آنان] انفاق کنید، قطعا خداوند به آن آگاه است.///صدقات مخصوص فقیرانی است که در راه خدا بازمانده و ناتوان شده‌اند و توانایی آنکه در زمین بگردند (و کاری پیش گیرند) ندارند و از فرط عفاف چنانند که هر کس از حال آنها آگاه نباشد پندارد غنی و بی‌نیازند، به (فقر) آنها از سیمایشان پی می‌بری، هرگز چیزی از کسی درخواست نکنند. و هر مالی انفاق کنید خدا به آن آگاه است.///[صدقات‌] برای تهیدستانی است که خود را وقف [جهاد] در راه خدا کرده‌اند، و نمی‌توانند [جز آن‌] سیر و سفری کنند، و از مناعتی که دارند، هرکس ناآگاه باشد آنان را توانگر می‌انگارد، آنان را به سیمایشان می‌شناسی، از مردم به اصرار چیزی نمی‌خواهند، و هر مالی که ببخشید خداوند از آن آگاه است‌///(انفاق شما، مخصوصا باید) برای نیازمندانی باشد که در راه خدا، در تنگنا قرار گرفته‌اند؛ (و توجه به آیین خدا، آنها را از وطنهای خویش آواره ساخته؛ و شرکت در میدان جهاد، به آنها اجازه نمی‌دهد تا برای تأمین هزینه زندگی، دست به کسب و تجارتی بزنند؛) نمی‌توانند مسافرتی کنند (و سرمایه‌ای به دست آورند؛) و از شدت خویشتن‌داری، افراد ناآگاه آنها را بی‌نیاز می‌پندارند؛ اما آنها را از چهره‌هایشان می‌شناسی؛ و هرگز با اصرار چیزی از مردم نمی‌خواهند. (این است مشخصات آنها!) و هر چیز خوبی در راه خدا انفاق کنید، خداوند از آن آگاه است.///برای بینوایانی که در راه خدا دچار تنگی شدند نتوانند گشتن را در زمین از پی روزی پنداردشان نادان توانگرانی از عفت‌نمائی بشناسیشان به چهره‌های ایشان دریوزگی نکنند از مردم به سماجت و آنچه انفاق کنید از مال همانا خداوند است بدان دانا///(تمامی این انفاق‌ها) برای نیازمندانی کمرشکسته است که در راه خدا فرومانده‌اند و نمی‌توانند (برای تأمین هزینه‌ی زندگی) در زمین پا بزنند [: کوشش کنند و] از شدت خویشتن‌داری، فرد بی‌اطلاع، آنان را توانگر می‌پندارد؛ آنها را از چهره و سیمایشان می‌شناسی، در حال پنهان کردن نیازشان (چیزی) از مردم نمی‌خواهند، و هر خیری (به آنان) انفاق کنید بی‌گمان خدا از آن آگاه است. quran_en_fa Those who (in charity) spend of their goods by night and by day, in secret and in public, have their reward with their Lord: on them shall be no fear, nor shall they grieve. کسانی که [چون علی بن أبی طالب (علیه السلام)] اموالشان را در شب و روز و پنهان و آشکار انفاق می‌کنند، برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی شایسته و مناسب است؛ و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.///کسانی که [چون علی بن أبی طالب (علیه السلام)] اموالشان را در شب و روز و پنهان و آشکار انفاق می‌کنند، برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی شایسته و مناسب است؛ و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.///آنان که اموال خویش را در شب و روز، در پنهان و آشکار انفاق مى‌کنند، اجرشان با پروردگارشان است، نه بیمناک مى‌شوند و نه غمگین.///کسانى که مالشان را شب و روز، [و] نهان و آشکار، انفاق مى‌کنند پاداش آنها نزد پروردگارشان است و نه بیمى بر آنهاست و نه محزون شوند///کسانى که اموال خود را شب و روز، و نهان و آشکارا، انفاق مى‌کنند، پاداش آنان نزد پروردگارشان براى آنان خواهد بود؛ و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهگین مى‌شوند.///کسانى که اموال خود را در شب و روز، پنهان و آشکارا انفاق مى‌کنند، اجر و پاداششان نزد پروردگارشان است، و نه ترسى براى آنهاست و نه غمگین مى‌شوند.///کسانی که مال خود را در شب و روز انفاق کنند نهان و آشکارا، آنان را نزد پروردگارشان پاداش نیکو خواهد بود و هرگز (از حادثه آینده) بیمناک و (از امور گذشته) اندوهگین نخواهند گشت.///کسانی که اموالشان را در شب و روز، پنهانی و آشکارا می‌بخشند، پاداششان نزد پروردگارشان [محفوظ] است، و نه بیمی بر آنهاست و نه اندوهگین می‌شوند///آنها که اموال خود را، شب و روز، پنهان و آشکار، انفاق می‌کنند، مزدشان نزد پروردگارشان است؛ نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین می‌شوند.///آنان که انفاق کنند مال خود را در شب و روز نهان و آشکارا ایشان را است پاداش ایشان نزد پروردگار خود و نه ترسی بر ایشان است و نه اندوهگین شوند///کسانی که اموال خود را در شب و روز و نهان و آشکار انفاق می‌کنند، پاداش آنان نزد پروردگارشان تنها برای خودشان است، و نه بیمی بر آنان است و نه آنان اندوهگین می‌شوند. quran_en_fa Those who devour usury will not stand except as stand one whom the Evil one by his touch Hath driven to madness. That is because they say: "Trade is like usury," but Allah hath permitted trade and forbidden usury. Those who after receiving direction from their Lord, desist, shall be pardoned for the past; their case is for Allah (to judge); but those who repeat (The offence) are companions of the Fire: They will abide therein (for ever). کسانی که ربا می‌خورند [در میان مردم و برای امر معیشت و زندگی] به پای نمی‌خیزند، مگر مانند به پای خاستن کسی که شیطان او را با تماس خود آشفته حال کرده [و تعادل روانی و عقلی اش را مختل ساخته] است، این بدان سبب است که آنان گفتند: خرید و فروش هم مانند رباست. در حالی که خدا خرید و فروش را حلال، و ربا را حرام کرده است. پس هر که از سوی پروردگارش پندی به او رسد و [از کار زشت خود] بازایستد، سودهایی که [پیش از تحریم آن] به دست آورده، مال خود اوست، و کارش [از جهت آثار گناه و کیفر آخرتی] با خداست. و کسانی که [به عمل زشت خود] بازگردند [و نهی خدا را احترام نکنند] پس آنان اهل آتش اند، و در آن جاودانه‌اند.///کسانی که ربا می‌خورند [در میان مردم و برای امر معیشت و زندگی] به پای نمی‌خیزند، مگر مانند به پای خاستن کسی که شیطان او را با تماس خود آشفته حال کرده [و تعادل روانی و عقلی اش را مختل ساخته] است، این بدان سبب است که آنان گفتند: خرید و فروش هم مانند رباست. در حالی که خدا خرید و فروش را حلال، و ربا را حرام کرده است. پس هر که از سوی پروردگارش پندی به او رسد و [از کار زشت خود] بازایستد، سودهایی که [پیش از تحریم آن] به دست آورده، مال خود اوست، و کارش [از جهت آثار گناه و کیفر آخرتی] با خداست. و کسانی که [به عمل زشت خود] بازگردند [و نهی خدا را احترام نکنند] پس آنان اهل آتش اند، و در آن جاودانه‌اند.///آنان که ربا مى‌خورند، در قیامت چون کسانى از قبر برمى‌خیزند که به افسون شیطان دیوانه شده باشند. و این به کیفر آن است که گفتند: ربا نیز چون معامله است. در حالى که خدا معامله را حلال و ربا را حرام کرده است. هر کس که موعظه خدا به او رسید و از رباخوارى باز ایستاد، خدا از گناهان پیشین او درگذرد و کارش به خدا واگذار مى‌شود. و آنان که بدان کار بازگردند، اهل جهنمند و جاودانه در آن خواهند بود.///آنان که ربا مى‌خورند، برنخیزند مگر مانند کسى که شیطان به جنون آشفته‌اش کرده است. این از آن روست که گفتند: داد و ستد صرفا مانند ریاست در صورتى که خدا معامله را حلال و ربا را حرام کرده است. پس اینک کسى که از پروردگارش پندى بدو رسد و باز ایستد، آنچه گذ///کسانى که ربا مى‌خورند، [از گور] برنمى‌خیزند مگر مانند برخاستن کسى که شیطان بر اثر تماس، آشفته‌سرش کرده است. این بدان سبب است که آنان گفتند: «داد و ستد صرفا مانند رباست.» و حال آنکه خدا داد و ستد را حلال، و ربا را حرام گردانیده است. پس، هر کس، اندرزى از جانب پروردگارش بدو رسید، و [از رباخوارى‌] باز ایستاد، آنچه گذشته، از آن اوست، و کارش به خدا واگذار مى‌شود، و کسانى که [به رباخوارى‌] باز گردند، آنان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.///کسانى که ربا مى‌خورند، از جا برنمى‌خیزند، مگر همانند برخاستن کسى که بر اثر تماس شیطان، آشفته و دیوانه شده [، تعادل خود را از دست داده] است. این [آسیب] بدان سبب است که گفتند: «خرید و فروش مانند رباست.» در حالى که خداوند خرید و فروش را حلال، و ربا را حرام کرده است. پس هر کس که موعظه‌اى از پروردگارش به او رسید و [از رباخوارى] خوددارى کرد، آنچه در گذشته [به دست آورده] مال اوست، و کار او به خدا واگذار مى‌شود. اما کسانى که [به رباخوارى] بازگردند، آنان اهل آتش خواهند بود و در آن جاودانه مى‌مانند.///آن کسانی که ربا خورند (از قبر در قیامت) برنخیزند جز به مانند آن که به وسوسه شیطان مخبط و دیوانه شده. و آنان بدین سبب در این عمل زشت افتند که گویند فرقی بین تجارت و ربا نیست؛ حال آنکه خدا تجارت را حلال و ربا را حرام کرده. پس هر کس که اندرز (کتاب) خدا بدو رسد و از این عمل دست کشد خدا از گذشته او در گذرد و عاقبت کارش با خدا باشد، و کسانی که دست نکشند اهل جهنمند و در آن جاوید معذب خواهند بود.///آنان که ربا می‌خورند [به کار، یا از گور] برنمی‌خیزند مگر مانند برخاستن کسی که شیطانش زده و دچار جنون کرده باشد، این از آن است که می‌گویند دادوستد مانند رباست، حال آنکه خداوند دادوستد را حلال و ربا را حرام کرده است، اینک کسی که پند پروردگارش به او رسیده و دست بردارد، گذشته‌اش را ایرادی نیست و کار او با خداوند است، و کسانی که به این کار بازگردند دوزخی‌اند و جاودانه در آنند///کسانی که ربا می‌خورند، (در قیامت) برنمی‌خیزند مگر مانند کسی که بر اثر تماس شیطان، دیوانه شده (و نمی‌تواند تعادل خود را حفظ کند؛ گاهی زمین می‌خورد، گاهی بپا می‌خیزد). این، به خاطر آن است که گفتند: «داد و ستد هم مانند ربا است (و تفاوتی میان آن دو نیست.)» در حالی که خدا بیع را حلال کرده، و ربا را حرام! (زیرا فرق میان این دو، بسیار است.) و اگر کسی اندرز الهی به او رسد، و (از رباخواری) خودداری کند، سودهایی که در سابق [= قبل از نزول حکم تحریم‌] به دست آورده، مال اوست؛ (و این حکم، گذشته را شامل نمی‌گردد؛) و کار او به خدا واگذار می‌شود؛ (و گذشته او را خواهد بخشید.) اما کسانی که بازگردند (و بار دیگر مرتکب این گناه شوند)، اهل آتشند؛ و همیشه در آن می‌مانند.///آنان که ربا (سود) می‌خورند برنخیزند جز مانند برخاستن آن که آشفته سازدش شیطان به دیوانگی این بدان است که گفتند همانا سوداگری مانند مانند ربا است حالی که حلال کرد خدا سوداگری را و حرام کرده است سودخوری را و آن کس که بیایدش اندرزی از پروردگار او پس باز ایستد او را است آنچه بگذشت و کار او با خدا است و آن کس که بازگردد پس آنانند یاران آتش در آنند جاودانان‌///کسانی که ربا می‌خورند، (در زندگی‌هاشان) برنمی‌خیزند مگر برخاستن کسی که شیطان بر اثر تماس، دیوانه و پریشانش می‌کند. این بدین سبب است که آنان گفتند: «داد و ستد (بی‌ربا) صرفا مانند رباست‌» و حال آنکه خدا (این) داد و ستد را حلال و ربا (و مفتخواری) را حرام گردانیده است. پس هر کس اندرزی از جانب پروردگارش بدو در رسد، آن‌گاه (از رباخواری) باز ایستاد، آنچه گذشته، از آن اوست و کارش سوی خداست. و کسانی که (به رباخواری) بازگردند، آنان اهل آتشند و همانان در آن ماندگارند. quran_en_fa Allah will deprive usury of all blessing, but will give increase for deeds of charity: For He loveth not creatures ungrateful and wicked. خدا ربا را نابود می‌کند، و صدقات را فزونی می‌دهد؛ و خدا هیچ ناسپاس بزه کاری را دوست ندارد.///خدا ربا را نابود می‌کند، و صدقات را فزونی می‌دهد؛ و خدا هیچ ناسپاس بزه کاری را دوست ندارد.///خداوند، ربا را ناچیز مى‌گرداند و صدقات را افزونى مى‌دهد و هیچ کفران‌کننده گنهکار را دوست ندارد.///خدا ربا را تباه و صدقات را افزون مى‌کند و او هیچ کفران پیشه گناهکارى را دوست نمى‌دارد///خدا از [برکت‌] ربا مى‌کاهد، و بر صدقات مى‌افزاید، و خداوند هیچ ناسپاس گناهکارى را دوست نمى‌دارد.///خداوند ربا را نابود مى‌کند، ولى صدقات را افزایش مى‌دهد و خداوند هیچ انسان ناسپاس و کافر گنهکارى را دوست نمى‌دارد.///خدا سود ربا را نابود گرداند و صدقات را افزونی بخشد، و خدا مردم بی‌ایمان گنه پیشه را دوست ندارد.///خداوند ربا را کم و کاست [و بی‌برکت‌] می‌گرداند و صدقات را افزایش [و برکت‌] می‌دهد، و خداوند هیچ کفر [ان‌] پیشه گنهکاری را دوست ندارد///خداوند، ربا را نابود می‌کند؛ و صدقات را افزایش می‌دهد! و خداوند، هیچ انسان ناسپاس گنهکاری را دوست نمی‌دارد.///نابود کند خدا ربا را و برکت دهد به صدقات و خدا دوست ندارد هر ناسپاس تبهکاری را///خدا ربا را محو می‌سازد و صدقات را پربار می‌سازد و خدا هیچ ناسپاس کافر (گناه‌پیشه‌ی) بس واپس‌زننده‌ی خیر را دوست نمی‌دارد. quran_en_fa Those who believe, and do deeds of righteousness, and establish regular prayers and regular charity, will have their reward with their Lord: on them shall be no fear, nor shall they grieve. مسلما کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، و نماز را به پا داشتند، و زکات پرداختند، برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی [شایسته و مناسب] است، و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.///مسلما کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، و نماز را به پا داشتند، و زکات پرداختند، برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی [شایسته و مناسب] است، و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.///آنان که ایمان آورده‌اند و کارهاى نیکو کرده‌اند، و نماز خوانده‌اند و زکات داده‌اند، مزدشان با پروردگارشان است. نه بیمناک مى‌شوند و نه غمگین.///همانا کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده و نماز به پا داشته و زکات دادند، پاداش آنها نزد پروردگارشان است و نه بیمى بر آنهاست و نه غمگین شوند///کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده و نماز بر پا داشته و زکات داده‌اند، پاداش آنان نزد پروردگارشان براى آنان خواهد بود؛ و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهگین مى‌شوند.///کسانى که ایمان آورده و کارهاى نیکو انجام داده‌اند و نماز برپا داشته و زکات پرداخته‌اند، پاداششان نزد پروردگارشان [محفوظ] است و نه ترسى بر آنهاست و نه غمگین مى‌شوند.///آنان که اهل ایمان و نیکوکارند و نماز به پا دارند و زکات بدهند آنان را نزد پروردگارشان پاداش نیکو خواهد بود و هرگز ترس (از آینده) و اندوه (از گذشته) نخواهند داشت.///کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و نماز خوانده‌اند و زکات پرداخته‌اند، پاداششان نزد پروردگارشان [محفوظ] است و نه بیمی بر آنهاست و نه اندوهگین می‌شوند///کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زکات را پرداختند، اجرشان نزد پروردگارشان است؛ و نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین می‌شوند.///همانا آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند و بپا کردند نماز را و دادند زکات را ایشان را است پاداششان نزد پروردگارشان نه ترسی بر ایشان است و نه اندوهگین شوند///بی‌گمان کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته‌ (ی ایمان) کرده و نماز بر پا داشته و زکات داده‌اند، پاداش آنان نزد پروردگارشان تنها برای خودشان خواهد بود. و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند. quran_en_fa O ye who believe! Fear Allah, and give up what remains of your demand for usury, if ye are indeed believers. ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید، و اگر مؤمن [واقعی] هستید آنچه را از ربا [بر عهده مردم] باقی مانده رها کنید.///ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید، و اگر مؤمن [واقعی] هستید آنچه را از ربا [بر عهده مردم] باقی مانده رها کنید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از خدا بترسید، و اگر ایمان آورده‌اید، از ربا هر چه باقى مانده است رها کنید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! اگر [واقعا] مؤمنید از خدا بترسید و باقى مانده‌ى ربا را واگذارید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از خدا پروا کنید؛ و اگر مؤمنید، آنچه از ربا باقى مانده است واگذارید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! تقواى الهى پیشه کنید و آنچه را از ربا باقى مانده است، رها کنید، اگر ایمان دارید.///ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا بترسید و زیادی ربا را رها کنید اگر به راستی اهل ایمانید.///ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر به واقع مؤمنید، از خداوند پروا کنید و بازمانده ربا را رها کنید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، و آنچه از (مطالبات) ربا باقی مانده، رها کنید؛ اگر ایمان دارید!///ای آنان که ایمان آوردید بترسید خدا را و رها کنید آنچه را به جای مانده است از ربا اگر هستید مؤمنان‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! از خدا پروا کنید، و اگر مؤمن بوده‌اید آنچه را از ربا باقی مانده است واگذارید. quran_en_fa If ye do it not, Take notice of war from Allah and His Messenger: But if ye turn back, ye shall have your capital sums: Deal not unjustly, and ye shall not be dealt with unjustly. واگر چنین نکردید [و به رباخواری اصرار ورزیدید] به جنگی بزرگ از سوی خدا و رسولش [بر ضد خود] یقین کنید؛ و اگر توبه کردید، اصل سرمایه‌های شما برای خود شماست [و سودهای گرفته شده را به مردم بازگردانید] که در این صورت نه ستم می‌کنید و نه مورد ستم قرار می‌گیرید.///واگر چنین نکردید [و به رباخواری اصرار ورزیدید] به جنگی بزرگ از سوی خدا و رسولش [بر ضد خود] یقین کنید؛ و اگر توبه کردید، اصل سرمایه‌های شما برای خود شماست [و سودهای گرفته شده را به مردم بازگردانید] که در این صورت نه ستم می‌کنید و نه مورد ستم قرار می‌گیرید.///و هرگاه چنین نکنید، پس جنگ با خدا و رسول او را اعلام کنید. و اگر توبه کنید، اصل سرمایه از آن شماست. در این حال نه ستم کرده‌اید و نه تن به ستم داده‌اید.///و اگر [این کار را] نکنید، پس به جنگى از جانب خدا و رسولش آگاه باشید، و اگر توبه کردید اصل مال از آن شماست [که بدین ترتیب‌] نه ستم مى‌کنید و نه ستم مى‌بینید///و اگر [چنین‌] نکردید، بدانید به جنگ با خدا و فرستاده وى، برخاسته‌اید؛ و اگر توبه کنید، سرمایه‌هاى شما از خودتان است. نه ستم مى‌کنید و نه ستم مى‌بینید.///پس اگر چنین نکردید، با خدا و فرستاده‌اش به جنگ برخاسته‌اید و اگر توبه کنید، [اصل] سرمایه‌هاى شما از آن خودتان است. نه ستم مى‌کنید و نه بر شما ستم مى‌شود.///پس اگر ترک ربا نکردید آگاه باشید که به جنگ خدا و رسول او برخاسته‌اید. و اگر از این کار پشیمان گشتید اصل مال شما برای شماست، که در این صورت به کسی ستم نکرده‌اید و از کسی ستم نکشیده‌اید.///و اگر نکردید بدانید که به جنگ با خدا و رسولش برخاسته‌اید، و اگر توبه کنید، سرمایه‌های شما از آن شماست، نه ستم می‌کنید و نه بر شما ستم می‌رود///اگر (چنین) نمی‌کنید، بدانید خدا و رسولش، با شما پیکار خواهند کرد! و اگر توبه کنید، سرمایه‌های شما، از آن شماست [= اصل سرمایه، بدون سود]؛ نه ستم می‌کنید، و نه بر شما ستم وارد می‌شود.///و اگر نکردید پس اعلام کنید جنگی را با خدا و پیمبرش و اگر توبه کردید شما را است سرمایه‌های شما نه ستم کنید و نه ستم کرده شوید///و اگر (چنین) نکردید، پس اعلام به جنگی از طرف خدا و فرستاده‌ی وی کنید و اگر توبه کنید، سرمایه‌های شما برای خودتان است؛ نه ستمی می‌کنید و نه ستم می‌بینید. quran_en_fa If the debtor is in a difficulty, grant him time Till it is easy for him to repay. But if ye remit it by way of charity, that is best for you if ye only knew. و اگر [بدهکار] تنگدست بود [بر شماست که] او را تا هنگام توانایی مهلت دهید؛ و بخشیدن همه وام [و چشم پوشی و گذشت از آن در صورتی که توانایی پرداختش را ندارد] اگر [فضیلت وثوابش را] بدانید برای شما بهتر است.///و اگر [بدهکار] تنگدست بود [بر شماست که] او را تا هنگام توانایی مهلت دهید؛ و بخشیدن همه وام [و چشم پوشی و گذشت از آن در صورتی که توانایی پرداختش را ندارد] اگر [فضیلت وثوابش را] بدانید برای شما بهتر است.///و اگر وامدار تنگدست بود، مهلتى باید تا توانگر گردد. و اگر دانا باشید، دانید که چون بر او ببخشایید برایتان بهتر است.///و اگر [بدهکار]، تنگدست بود پس مهلتى باید تا گشایشى یابد، و اینکه صدقه بدهید برایتان بهتر است اگر مى‌دانستید///و اگر [بدهکارتان‌] تنگدست باشد، پس تا [هنگام‌] گشایش، مهلتى [به او دهید]؛ و [اگر به راستى قدرت پرداخت ندارد،] بخشیدن آن براى شما بهتر است-اگر بدانید.///و اگر [بدهکار] تنگدست بود، او را تا هنگام توانایى مهلت دهید و [اگر توان پرداخت ندارد،] اگر ببخشید براى شما بهتر است، اگر [نتایج آن را] بدانید.///و اگر (کسی که از او طلبکار هستید) تنگدست شود به او مهلت دهید تا توانگر گردد، و بخشیدن آن (به هنگام تنگدستی وی) به رسم صدقه، برای شما بهتر است اگر (به مصلحت خود) دانایید.///و اگر [وامدار] تنگدست بود، مهلتی باید، تا گشایشی یابد، و اگر بدانید، بخشیدن آن برایتان بهتر است‌///و اگر (بدهکار،) قدرت پرداخت نداشته باشد، او را تا هنگام توانایی، مهلت دهید! (و در صورتی که براستی قدرت پرداخت را ندارد،) برای خدا به او ببخشید بهتر است؛ اگر (منافع این کار را) بدانید!///و اگر تنگدست باشد پس مهلتی تا گشایش و تصدق کنید بهتر است شما را اگر بدانید///و اگر (بدهکاری) تنگدست باشد، تا (هنگام) گشایشی، مهلتی (برایش مقرر) است. و اگر دانسته بودید، بخشیدن آن برایتان بهتر است. quran_en_fa And fear the Day when ye shall be brought back to Allah. Then shall every soul be paid what it earned, and none shall be dealt with unjustly. و پروا کنید از روزی که در آن به سوی خدا بازگردانده می‌شوید، سپس به هر کس آنچه انجام داده، به طور کامل داده می‌شود؛ و آنان مورد ستم قرار نمی‌گیرند [زیرا هر چه را دریافت می‌کنند، تجسم عینی اعمال خودشان است].///و پروا کنید از روزی که در آن به سوی خدا بازگردانده می‌شوید، سپس به هر کس آنچه انجام داده، به طور کامل داده می‌شود؛ و آنان مورد ستم قرار نمی‌گیرند [زیرا هر چه را دریافت می‌کنند، تجسم عینی اعمال خودشان است].///از آن روز که به سوى خدا بازمى‌گردید و به هر کس پاداش عملش به تمامى داده مى‌شود و ستمى نمى‌بیند، بیمناک باشید.///و از روزى بترسید که در آن به سوى خدا بازگردانده مى‌شوید، سپس به هر کس [پاداش‌] آنچه کرده است به تمامى داده مى‌شود و بر آنان ستم نمى‌رود///و بترسید از روزى که در آن، به سوى خدا بازگردانده مى‌شوید، سپس به هر کسى [پاداش‌] آنچه به دست آورده، تمام داده شود؛ و آنان مورد ستم قرار نمى‌گیرند.///و بترسید از روزى که در آن به پیشگاه خداوند بازگردانده مى‌شوید و سپس به هر کس [جزاى] آنچه را کسب کرده، بی­کم و کاست داده مى‌شود و به آنان ستمى نخواهد شد.///و بترسید از روزی که شما را به سوی خدا باز گردانند، پس هر کس پاداش عمل خویش خواهد یافت و به هیچ کس ستمی نکنند.///و از روزی بترسید که در آن به سوی خداوند بازگردانده می‌شوید، سپس به هرکس جزای هر کاری که کرده است به تمامی داده شود، و بر آنان ستم نرود///و از روزی بپرهیزید (و بترسید) که در آن روز، شما را به سوی خدا بازمی‌گردانند؛ سپس به هر کس، آنچه انجام داده، به طور کامل باز پس داده می‌شود، و به آنها ستم نخواهد شد. (چون هر چه می‌بینند، نتایج اعمال خودشان است.)///و بترسید روزی را که بازگردانیده شوید در آن بسوی خدا پس داده شود به هر کس آنچه را فراهم کرده است و ستم نشوند///و بپرهیزید از روزی که در آن، سوی خدا باز گردانده می‌شوید، سپس هر کس آنچه به دست آورده، تماما به او داده شود و آنان مورد ستم (هم) قرار نمی‌گیرند. quran_en_fa O ye who believe! When ye deal with each other, in transactions involving future obligations in a fixed period of time, reduce them to writing Let a scribe write down faithfully as between the parties: let not the scribe refuse to write: as Allah Has taught him, so let him write. Let him who incurs the liability dictate, but let him fear His Lord Allah, and not diminish aught of what he owes. If they party liable is mentally deficient, or weak, or unable Himself to dictate, Let his guardian dictate faithfully, and get two witnesses, out of your own men, and if there are not two men, then a man and two women, such as ye choose, for witnesses, so that if one of them errs, the other can remind her. The witnesses should not refuse when they are called on (For evidence). Disdain not to reduce to writing (your contract) for a future period, whether it be small or big: it is juster in the sight of Allah, More suitable as evidence, and more convenient to prevent doubts among yourselves but if it be a transaction which ye carry out on the spot among yourselves, there is no blame on you if ye reduce it not to writing. But take witness whenever ye make a commercial contract; and let neither scribe nor witness suffer harm. If ye do (such harm), it would be wickedness in you. So fear Allah; For it is Good that teaches you. And Allah is well acquainted with all things. If ye are on a journey, and cannot find a scribe, a pledge with possession (may serve the purpose). And if one of you deposits a thing on trust with another, let the trustee (faithfully) discharge his trust, and let him Fear his Lord conceal not evidence; for whoever conceals it, - his heart is tainted with sin. And Allah knoweth all that ye do. ای اهل ایمان! چنانچه وامی به یکدیگر تا سر آمد معینی، دادید، لازم است آن را بنویسید. و باید نویسنده‌ای [سندش را] در میان خودتان به عدالت بنویسد. و نباید هیچ نویسنده‌ای از نوشتن سند همان گونه که خدا [بر اساس قوانین شرعی] به او آموخته است، دریغ ورزد. او باید بنویسد، و کسی که حق به عهده اوست باید [کلامش را جهت تنظیم سند برای نویسنده] املا کند، و از خدا که پروردگار اوست پروا نماید و از حق چیزی را نکاهد. و اگر کسی که حق به عهده اوست، سفیه یا ناتوان باشد، یا [به علتی] نتواند املا کند، ولی و سرپرست او به عدالت املا کند. و دو شاهد از مردانتان را [بر این حق] شاهد بگیرید، و اگر دو مرد نبود، یک مرد و دو زن را از میان شاهدانی که می‌پسندید، شاهد بگیرید تا اگر یکی از آن دو زن [واقعیت را] فراموش کرد، آن دیگری او را یادآوری کند. و شاهدان هنگامی که [برای ادای شهادت] دعوت شوند [از پاسخ دعوت] امتناع نورزند، و از نوشتن [سند وام] تا سرآمد معینش، کوچک باشد یا بزرگ، ملول نشوید، این [کار] نزد خدا عادلانه‌تر و برای اقامه شهادت پابرجاتر، و به اینکه [در جنس وام، اندازه آن و زمان پرداختش] شک نکنید [و ستیز و نزاعی پیش نیاید،] نزدیک‌تر است. مگر آنکه داد و ستدی نقدی باشد که آن را میان خود دست به دست می‌کنید، در این صورت بر شما گناهی نیست که آن را ننویسید. و هرگاه داد و ستد کنید، شاهد بگیرید. و نباید به نویسنده و شاهد زیان برسد و اگر زیان برسانید، خروج از اطاعت خداست که گریبانگیر شما شده است و از خدا پروا کنید و خدا [احکامش را] به شما می‌آموزد و خدا به همه چیز داناست.///ای اهل ایمان! چنانچه وامی به یکدیگر تا سر آمد معینی، دادید، لازم است آن را بنویسید. و باید نویسنده‌ای [سندش را] در میان خودتان به عدالت بنویسد. و نباید هیچ نویسنده‌ای از نوشتن سند همان گونه که خدا [بر اساس قوانین شرعی] به او آموخته است، دریغ ورزد. او باید بنویسد، و کسی که حق به عهده اوست باید [کلامش را جهت تنظیم سند برای نویسنده] املا کند، و از خدا که پروردگار اوست پروا نماید و از حق چیزی را نکاهد. و اگر کسی که حق به عهده اوست، سفیه یا ناتوان باشد، یا [به علتی] نتواند املا کند، ولی و سرپرست او به عدالت املا کند. و دو شاهد از مردانتان را [بر این حق] شاهد بگیرید، و اگر دو مرد نبود، یک مرد و دو زن را از میان شاهدانی که می‌پسندید، شاهد بگیرید تا اگر یکی از آن دو زن [واقعیت را] فراموش کرد، آن دیگری او را یادآوری کند. و شاهدان هنگامی که [برای ادای شهادت] دعوت شوند [از پاسخ دعوت] امتناع نورزند، و از نوشتن [سند وام] تا سرآمد معینش، کوچک باشد یا بزرگ، ملول نشوید، این [کار] نزد خدا عادلانه‌تر و برای اقامه شهادت پابرجاتر، و به اینکه [در جنس وام، اندازه آن و زمان پرداختش] شک نکنید [و ستیز و نزاعی پیش نیاید،] نزدیک‌تر است. مگر آنکه داد و ستدی نقدی باشد که آن را میان خود دست به دست می‌کنید، در این صورت بر شما گناهی نیست که آن را ننویسید. و هرگاه داد و ستد کنید، شاهد بگیرید. و نباید به نویسنده و شاهد زیان برسد و اگر زیان برسانید، خروج از اطاعت خداست که گریبانگیر شما شده است و از خدا پروا کنید و خدا [احکامش را] به شما می‌آموزد و خدا به همه چیز داناست.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چون وامى تا مدتى معین به یکدیگر دهید، آن را بنویسید. و باید در بین شما کاتبى باشد که آن را به درستى بنویسد. و کاتب نباید که در نوشتن از آنچه خدا به او آموخته است سرپیچى کند. و مدیون باید که بر کاتب املاء کند و از الله، پروردگار خود بترسد و از آن هیچ نکاهد. اگر مدیون سفیه یا صغیر بود یا خود املاء کردن نمى‌توانست، ولى او از روى عدالت املاء کند. و دو شاهد مرد به شهادت گیرید. اگر دو مرد نبود، یک مرد و دو زن که به آنها رضایت دهید شهادت بدهند، تا اگر یکى فراموش کرد دیگرى به یادش بیاورد. و شاهدان چون به شهادت دعوت شوند، نباید که از شهادت خوددارى کنند. و از نوشتن مدت دین خود، چه کوچک و چه بزرگ، ملول مشوید. این روش در نزد خدا عادلانه‌تر است، و شهادت را استواردارنده‌تر و شک و تردید را زایل‌کننده‌تر. و هرگاه معامله نقدى باشد اگر براى آن سندى ننویسید مرتکب گناهى نشده‌اید. و چون معامله‌اى کنید، شاهدى گیرید. و نباید به کاتب و شاهد زیانى برسد، که اگر چنین کنید نافرمانى کرده‌اید. از خداى بترسید. خدا شما را تعلیم مى دهد و او بر هر چیزى آگاه است.///اى مؤمنان! هنگامى که [خواستید] به قرض و نسیه معامله کنید، آن را تا سر رسیدى معین بنویسید و نویسنده‌اى میان شما [سند معامله را] به درستى بنویسد، و نویسنده از نوشتن آن- چنان که خدایش آموخته- دریغ نکند، پس باید بنویسد و بدهکار املا کند و از خدا، پروردگ///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، هر گاه به وامى تا سررسیدى معین، با یکدیگر معامله کردید، آن را بنویسید. و باید نویسنده‌اى [صورت معامله را] بر اساس عدالت، میان شما بنویسد. و هیچ نویسنده‌اى نباید از نوشتن خوددارى کند؛ همان گونه [و به شکرانه آن‌] که خدا او را آموزش داده است. و کسى که بدهکار است باید املا کند، و او [=نویسنده‌] بنویسد. و از خدا که پروردگار اوست پروا نماید، و از آن، چیزى نکاهد. پس اگر کسى که حق بر ذمه اوست، سفیه یا ناتوان است، یا خود نمى‌تواند املا کند، پس ولى او باید با [رعایت‌] عدالت، املا نماید. و دو شاهد از مردانتان را به شهادت طلبید، پس اگر دو مرد نبودند، مردى را با دو زن، از میان گواهانى که [به عدالت آنان‌] رضایت دارید [گواه بگیرید]، تا [اگر] یکى از آن دو [زن‌] فراموش کرد، [زن‌] دیگر، وى را یادآورى کند. و چون گواهان احضار شوند، نباید خوددارى ورزند. و از نوشتن [بدهى‌] چه خرد باشد یا بزرگ، ملول نشوید، تا سررسیدش [فرا رسد]. این [نوشتن‌] شما، نزد خدا عادلانه‌تر، و براى شهادت استوارتر، و براى اینکه دچار شک نشوید [به احتیاط] نزدیکتر است، مگر آنکه داد و ستدى نقدى باشد که آن را میان خود [دست به دست‌] برگزار مى‌کنید؛ در این صورت، بر شما گناهى نیست که آن را ننویسید. و [در هر حال‌] هر گاه داد و ستد کردید گواه بگیرید. و هیچ نویسنده و گواهى نباید زیان ببیند، و اگر چنین کنید، از نافرمانى شما خواهد بود. و از خدا پروا کنید، و خدا [بدین گونه‌] به شما آموزش مى‌دهد، و خدا به هر چیزى داناست.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! هنگامى که بدهى مدت‌دارى [بر اثر وام یا معامله] به یکدیگر پیدا مى‌کنید، آن را بنویسید. و باید نویسنده‌اى در میان شما به عدالت [سند را] بنویسد. کسى که توان نوشتن دارد، نباید از نوشتن خوددارى کند، همان طور که خدا به او تعلیم داده است. پس باید او بنویسد و آن کس که بدهکار است، املا کند و از خدایى که پروردگار اوست، بپرهیزد و چیزى از آن فروگذار ننماید و اگر بدهکار، سفیه یا ضعیف بود و یا توانایى املا کردن نداشت، باید ولى او [به جاى او] با رعایت عدالت [مدت و مقدار بدهى را] املا کند و دو نفر از مردان را شاهد بگیرد و اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن از گواهانى که مورد رضایت و اطمینان شما هستند، [انتخاب کنید] تا اگر یکى از آنان فراموش کرد، دیگرى به او یادآورى کند و شهود نباید هنگامى که آنها را [براى اداى شهادت] دعوت مى‌کنند، خوددارى نمایند. و از نوشتن [بدهى‌هاى] کوچک یا بزرگ مدت‌دار، ملول نشوید، این در نزد خدا به عدالت نزدیک‌تر، و براى اداى شهادت استوارتر و براى جلوگیرى از شک و تردید بهتر است، مگر این که تجارت و داد و ستد، نقدى باشد که در میان خود دست به دست مى‌کنید. در این صورت، ایرادى بر شما نیست که آن را ننویسید. ولى هنگامى که خرید و فروش [نقدى] مى‌کنید، [باز هم] شاهد بگیرید و نباید به نویسنده و شاهد [به خاطر حق‌گویى] زیانى برسد و اگر چنین کنید از فرمان خداوند خارج شده‌اید. و از [مخالفت فرمان] خدا بپرهیزید و خداوند [راه درست زندگى را] به شما تعلیم مى‌دهد و خداوند به هر چیزى داناست.///ای اهل ایمان، چون به قرض و نسیه معامله کنید تا زمانی معین، سند و نوشته در میان باشد، و بایست نویسنده درستکاری معامله میان شما را بنویسد، و نباید کاتب از نوشتن خودداری کند، که خدا به وی نوشتن آموخته پس باید بنویسد، و مدیون باید مطالب را املاء کند، و از خدا بترسد و از آنچه مقرر شده چیزی نکاهد، و اگر مدیون سفیه یا ناتوان (صغیر) است و صلاحیت املا ندارد ولی او به عدل و درستی املا کند و دو تن از مردان خود (از مسلمانان عادل) گواه آرید، و اگر دو مرد نیابید یک مرد و دو زن، از هر که (به عدالت) قبول دارید گواه گیرید تا اگر یک نفر از آن دو زن فراموش کند دیگری به خاطرش آورد، و هرگاه شهود را (به محکمه) بخوانند امتناع از رفتن نکنند، و در نوشتن آن تا تاریخ معین مسامحه نکنید چه معامله کوچک و چه بزرگ باشد. این عادلانه‌تر است نزد خدا و محکمتر برای شهادت و نزدیکتر به اینکه شک و ریبی در معامله پیش نیاید (که موجب نزاع شود) مگر آنکه معامله نقد حاضر باشد که دست به دست میان شما برود، در این صورت باکی نیست که ننویسید، و گواه گیرید هرگاه معامله کنید، و نبایست به نویسنده و گواه ضرری رسد (و بی‌اجر مانند)، و اگر چنین کنید نافرمانی کرده‌اید. و از خدا بترسید و خداوند هم به شما تعلیم مصالح امور می‌کند و خدا به همه چیز داناست.///ای مؤمنان اگر وامی [یا معامله نسیه‌ای انجام‌] دادید که سررسید معینی داشت آن را بنویسید، و باید نویسنده‌ای در میان شما دادگرانه آن را بنویسد، و هیچ نویسنده‌ای نباید از نوشتن آن سر باززند، چنانکه [و به شکرانه آنکه‌] خداوند او را آموزش داده است، باید کسی که وام بر عهده اوست املاء کند و او [نویسنده‌] بنویسد و از خداوند [جهان‌]، پروردگارش پروا کند و چیزی از آن فرونگذارد، و اگر کسی که وام بر عهده اوست کم‌خرد یا ناتوان باشد، یا املاء کردن نتواند، باید «ولی» او عادلانه املاء کند، و دو شاهد از مردان خودتان [مسلمانان‌] را بر آن گواه بگیرید، و اگر دو مرد نبود، یک مرد و دو زن از گواهانی که می‌پسندید [انتخاب کنید]، که اگر یکی از آنها فراموش کرد، آن دیگری به یادش آورد، و گواهان چون [برای ادای گواهی‌] خوانده شوند، سر بازنزنند، و ملول نشوید از اینکه آن را چه خرد باشد چه بزرگ، طبق مدتش بنویسید، این کار نزد خداوند درست‌تر و از لحاظ گواهی دادن استوارتر و بی‌شک و شبهه‌تر است، مگر آنکه دادوستد نقدی باشد که بین خود [دستادست‌] برگذار کنید، که در این صورت گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید، و چون دادوستد کنید بر آن گواه بگیرید، و نباید نویسنده و گواه به رنج و زیان افتند، و اگر چنین کاری کنید، نافرمانی کرده‌اید، و از خداوند پروا کنید، و خداوند [بدین گونه‌] به شما آموزش می‌دهد، و خدا به هر چیز داناست‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که بدهی مدت‌داری (به خاطر وام یا داد و ستد) به یکدیگر پیدا کنید، آن را بنویسید! و باید نویسنده‌ای از روی عدالت، (سند را) در میان شما بنویسد! و کسی که قدرت بر نویسندگی دارد، نباید از نوشتن -همان طور که خدا به او تعلیم داده- خودداری کند! پس باید بنویسد، و آن کس که حق بر عهده اوست، باید املا کند، و از خدا که پروردگار اوست بپرهیزد، و چیزی را فروگذار ننماید! و اگر کسی که حق بر ذمه اوست، سفیه (یا از نظر عقل) ضعیف (و مجنون) است، یا (به خاطر لال بودن،) توانایی بر املاکردن ندارد، باید ولی او (به جای او،) با رعایت عدالت، املا کند! و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر این حق) شاهد بگیرید! و اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن، از کسانی که مورد رضایت و اطمینان شما هستند، انتخاب کنید! (و این دو زن، باید با هم شاهد قرار گیرند،) تا اگر یکی انحرافی یافت، دیگری به او یادآوری کند. و شهود نباید به هنگامی که آنها را (برای شهادت) دعوت می‌کنند، خودداری نمایند! و از نوشتن (بدهی خود،) چه کوچک باشد یا بزرگ، ملول نشوید (هر چه باشد بنویسید)! این، در نزد خدا به عدالت نزدیکتر، و برای شهادت مستقیم‌تر، و برای جلوگیری از تردید و شک (و نزاع و گفتگو) بهتر می‌باشد؛ مگر اینکه داد و ستد نقدی باشد که بین خود، دست به دست می‌کنید. در این صورت، گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید. ولی هنگامی که خرید و فروش (نقدی) می‌کنید، شاهد بگیرید! و نباید به نویسنده و شاهد، (به خاطر حقگویی،) زیانی برسد (و تحت فشار قرار گیرند)! و اگر چنین کنید، از فرمان پروردگار خارج شده‌اید. از خدا بپرهیزید! و خداوند به شما تعلیم می‌دهد؛ خداوند به همه چیز داناست.///ای آنان که ایمان آوردید هرگاه وام دهید یا گیرید تا سرآمدی نامبرده پس بنویسیدش و باید نویسد میان شما نویسنده‌ای به داد و نباید خودداری کند نویسنده‌ای از آنکه بنویسد بدانسان که خدا بیاموخته است او را پس بنویسد و املاء کند بر او آن کس که بر او است حق و بترسد خدا را پروردگار خویش و نکاهد از آن چیزی و اگر آن کس که بر او است حق کم خرد بود یا ناتوان یا نتوانست املاء کند پس املاء کند ولی او به داد و گواه گیرید دو گواه از مردان خویش را و اگر نبود دو مرد پس یک مرد و دو زن از آنان که پسند کنید از گواهان تا چون فراموش کند یکی به یاد آردش دیگری و خودداری نکنند گواهان هرگاه خوانده شدند و خسته نشوید از نوشتن آن خرد یا کلان تا سرآمدش این است دادگرانه‌تر نزد خدا و استوارتر برای گواهی و نزدیکتر بدانکه شک نیارید مگر آنکه باشد داد ستدی جاری که می‌گردانیدش میان خویش که نیست باکی بر شما ننوشتن آن و گواه گیرید گاهی که داد ستد کنید و آزار نشود نویسنده‌ای و نه گواهی و اگر بکنید همانا آن نافرمانیی است از شما و بترسید خدا را و می‌آموزدتان خدا و خدا است به هر چیز دانا///هان ای کسانی که ایمان آوردید! هر گاه به وامی تا سررسیدی معین با یکدیگر معامله کردید، آن را بنویسید؛ و باید نویسنده‌ای (صورت معامله را) بر اساس عدالت میانتان بنویسد و هیچ نویسنده‌ای نباید (در حد امکان) از نوشتن آن، بدان گونه که خدا تعلیمش داده خودداری کند؛ و کسی که (این) حق بر عهده‌ی اوست باید املا کند [: بگوید] و او [: نویسنده] (همان را) بنویسد و از خدا - پروردگارش - پروا نماید و از آن چیزی نکاهد؛ پس اگر کسی که حق بر ذمه‌ی اوست، سفیه یا ناتوان است یا خود نمی‌تواند املا کند، ولی او باید با (رعایت) عدالت املا نماید و دو گواه از مردانتان را به گواهی بطلبید؛ پس اگر دو مرد نبودند، مردی را با دو زن، از میان گواهانی که (از آنان) رضایت دارید (گواه بگیرید) که (اگر) یکی از آن دو (زن از خاطرش) گم گشت، زن دیگر وی را یادآوری کند. و چون گواهان احضار شوند، نباید (از گواهی‌شان) خودداری کنند. و از نوشتن (بدهیتان) چه خرد و چه کلان -تا پایان زمان (مقرر) ش- نگران نباشید؛ این خود برای شهادت، عادلانه‌تر و استوارتر و برای اینکه دچار شک نشوید (به احتیاط) نزدیکتر است، مگر آنکه تجارتی حاضر باشد که در میان خودتان انجام می‌دهید، پس بر شما گناهی نیست که آن را ننویسید. و (در هر حال) هر گاه داد و ستدی کردید گواه بگیرید و هیچ نویسنده و نه گواهی نباید زیان‌کاری طرفینی کند؛ و اگر چنین کنید، همواره این (خود) فسقی است به وسیله‌ی شما (به زیان خودتان و دیگران). و از خدا پروا کنید و خدا (بدین‌گونه) به شما آموزش می‌دهد و خدا به هر چیزی بسی داناست. quran_en_fa If ye are on a journey, and cannot find a scribe, a pledge with possession (may serve the purpose). And if one of you deposits a thing on trust with another, Let the trustee (Faithfully) discharge His trust, and let him fear his Lord. Conceal not evidence; for whoever conceals it,- His heart is tainted with sin. And Allah Knoweth all that ye do. و اگر در سفر بودید و نویسنده‌ای [برای ثبت سند] نیافتید، وثیقه‌های دریافت شده [جایگزین سند و شاهد] است. و اگر یکدیگر را امین دانستید [وثیقه لازم نیست] پس باید کسی که امینش دانسته‌اند، امانتش را ادا کند. و از خدا پروردگار خود، پروا نماید و [شما ای شاهدان!] شهادت را پنهان نکنید و هر که آن را پنهان کند، یقینا دلش گناهکار است؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهید داناست.///و اگر در سفر بودید و نویسنده‌ای [برای ثبت سند] نیافتید، وثیقه‌های دریافت شده [جایگزین سند و شاهد] است. و اگر یکدیگر را امین دانستید [وثیقه لازم نیست] پس باید کسی که امینش دانسته‌اند، امانتش را ادا کند. و از خدا پروردگار خود، پروا نماید و [شما ای شاهدان!] شهادت را پنهان نکنید و هر که آن را پنهان کند، یقینا دلش گناهکار است؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهید داناست.///هرگاه در سفر بودید و کاتبى نیافتید، باید چیزى به گرو گرفته شود، و اگر کسى از شما دیگرى را امین دانست، آن کس که امین دانسته شده امانت را بازدهد و باید از الله، پروردگارش، بترسد. و شهادت را کتمان مکنید. هر کس که شهادت را کتمان کند، به دل گناهکار است و خدا از کارى که مى‌کنید آگاه است.///و اگر در سفر بودید و نویسنده‌اى نیافتید گرویى بستانید و اگر کسى از شما دیگرى را امین دانست، آن که امین شمرده شده، امانت او را باز پس دهد و باید از خداوند، پروردگارش بترسد. و شهادت را کتمان نکنید، و هر که آن را کتمان کند همانا دلش گناهکار است، و خدا///و اگر در سفر بودید و نویسنده‌اى نیافتید وثیقه‌اى بگیرید؛ و اگر برخى از شما برخى دیگر را امین دانست، پس آن کس که امین شمرده شده، باید سپرده وى را بازپس دهد؛ و باید از خداوند که پروردگار اوست، پروا کند. و شهادت را کتمان مکنید، و هر که آن را کتمان کند قلبش گناهکار است، و خداوند به آنچه انجام مى‌دهید داناست.///و اگر در سفر بودید و نویسنده‌اى نیافتید، وثیقه‌اى بگیرید و اگر به یکدیگر اطمینان داشتید، پس [وثیقه لازم نیست و] کسى که امین شمرده شده، امانت [و بدهى خود را به موقع] بپردازد و از خدایى که پروردگار اوست، پروا کند. و شهادت را کتمان نکنید و هر کس آن را کتمان کند، بى‌شک قلبش گناهکار است. و خداوند به آنچه انجام مى‌دهید، داناست.///و اگر در سفر باشید و نویسنده‌ای نیابید برای وثیقه دین گروی گرفته شود. و اگر برخی بعضی را امین داند (و به او امانت بسپارد) پس باید ادا کند آن امین آنچه را که به امانت گرفته است و از خدای خود بترسد (و به امانت خیانت نکند)، و کتمان شهادت ننمایید، که هر کس کتمان کند البته به دل گناهکار است و خدا از همه کار شما آگاه است.///و اگر در سفر بودید و نویسنده نیافتید باید گرویی بستانید، و اگر کسی از شما دیگری را امین دانست [و گرویی نگرفت‌] باید کسی که امین دانسته شده، امانت [دین‌] او را بازپس دهد و از خداوند [جهان‌] پروردگارش، پروا کند، و شهادت را کتمان نکنید، و هرکس که آن را کتمان کند، دلش گنهکار است، و خداوند به آنچه می‌کنید داناست‌///و اگر در سفر بودید، و نویسنده‌ای نیافتید، گروگان بگیرید! (گروگانی که در اختیار طلبکار قرار گیرد.) و اگر به یکدیگر اطمینان (کامل) داشته باشید، (گروگان لازم نیست، و) باید کسی که امین شمرده شده (و بدون گروگان، چیزی از دیگری گرفته)، امانت (و بدهی خود را بموقع) بپردازد؛ و از خدایی که پروردگار اوست. بپرهیزد! و شهادت را کتمان نکنید! و هر کس آن را کتمان کند، قلبش گناهکار است. و خداوند، به آنچه انجام می‌دهید، داناست.///و اگر بر سفری باشید و نیابید نویسنده‌ای پس گروگانی به دست و اگر بسپرد یکی از شما به دیگری پس باید بپردازد آن کس که سپرده شده است سپرده خویش را و باید بترسد خدا را پروردگار خود و کتمان نکنید گواهی را و هر کس کتمان کند آن را همانا گنهکار است دلش و خدا بدانچه می‌کنید دانا است‌///و اگر بر حال سفری بوده‌اید و گواهی نیافتید، پس گروگانی دریافت‌شده، (بایسته است). پس اگر بعضی بعض دیگر را امین دانست آن‌که را امین دانسته، باید امانتش را (به او) بازپس دهد و از خدا -پروردگارش‌- به‌راستی بپرهیزد. و گواهی را کتمان مکنید و هر که آن را کتمان کند او بی‌گمان قلبش گناهکار است‌. و خدا به آنچه می‌کنید داناست‌. quran_en_fa To Allah belongeth all that is in the heavens and on earth. Whether ye show what is in your minds or conceal it, Allah Calleth you to account for it. He forgiveth whom He pleaseth, and punisheth whom He pleaseth, for Allah hath power over all things. آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست، و اگر آنچه [از نیت‌های فاسد و افکار باطل] در دل دارید آشکار کنید یا پنهان سازید، خدا شما را به آن محاسبه می‌کند؛ پس هر که را بخواهد می‌آمرزد، و هر که را بخواهد عذاب می‌کند؛ و خدا بر هر کاری تواناست.///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست، و اگر آنچه [از نیت‌های فاسد و افکار باطل] در دل دارید آشکار کنید یا پنهان سازید، خدا شما را به آن محاسبه می‌کند؛ پس هر که را بخواهد می‌آمرزد، و هر که را بخواهد عذاب می‌کند؛ و خدا بر هر کاری تواناست.///از آن خداست هر چه در آسمانها و زمین است. آنچه را که در دل دارید خواه آشکارش سازید یا پوشیده‌اش دارید، خدا شما را بدان بازخواست خواهد کرد. پس هر که را که بخواهد مى‌آمرزد و هر که را بخواهد عذاب مى‌کند. و خدا بر هر کارى تواناست.///آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آن خداوند است. و اگر آنچه در دل دارید عیان کنید یا نهان دارید، خداوند شما را بدان محاسبه مى‌کند، پس هر که را خواهد مى‌آمرزد و هر که را خواهد عذاب مى‌کند، و خدا بر هر کارى تواناست///آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن خداست. و اگر آنچه در دلهاى خود دارید، آشکار یا پنهان کنید، خداوند شما را به آن محاسبه مى‌کند؛ آنگاه هر که را بخواهد مى‌بخشد، و هر که را بخواهد عذاب مى‌کند، و خداوند بر هر چیزى تواناست.///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، تنها از آن خداست. اگر آنچه را در دل دارید، آشکار سازید یا پنهان دارید، خداوند شما را در برابر آن بازخواست مى‌کند. پس هر که را بخواهد، [و شایستگى داشته باشد،] مى‌بخشد و هر که را بخواهد، [و مستحق باشد،] مجازات مى‌کند و خداوند بر هر چیزى تواناست.///آنچه در آسمانها و زمین است همه ملک خداست و اگر آنچه در دل دارید آشکار و یا مخفی کنید همه را خدا در محاسبه شما خواهد آورد، آن گاه هر که را خواهد ببخشد و هر که را خواهد عذاب کند، و خدا بر هر چیز تواناست.///آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداوند است، و اگر ما فی‌الضمیر خود را آشکار کنید یا پنهان بدارید، خداوند آن را با شما محاسبه خواهد کرد، آنگاه هرکس را که بخواهد می‌آمرزد و هرکس را که بخواهد به عذاب دچار می‌کند، و خداوند بر هر کاری تواناست‌///آنچه در آسمانها و زمین است، از آن خداست. و (از این رو) اگر آنچه را در دل دارید، آشکار سازید یا پنهان، خداوند شما را بر طبق آن، محاسبه می‌کند. سپس هر کس را بخواهد (و شایستگی داشته باشد)، می‌بخشد؛ و هر کس را بخواهد (و مستحق باشد)، مجازات می‌کند. و خداوند به همه چیز قدرت دارد.///خدا را است آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و اگر آشکار کنید آنچه را در دلهای شما است یا نهان داریدش حساب کند شما را بدان خدا پس بیامرزد هر که را خواهد و عذاب کند هر که را خواهد و خدا بر هر چیزی توانا است‌///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است تنها از خداست و اگر آنچه در دل‌های خود دارید، آشکار یا پنهان کنید، خدا شما را به آن محاسبه می‌کند؛ پس هر کس را بخواهد می‌بخشد و هر که را بخواهد عذاب می‌کند. و خدا بر هر چیزی بسی تواناست. quran_en_fa The Messenger believeth in what hath been revealed to him from his Lord, as do the men of faith. Each one (of them) believeth in Allah, His angels, His books, and His messengers. "We make no distinction (they say) between one and another of His messengers." And they say: "We hear, and we obey: (We seek) Thy forgiveness, our Lord, and to Thee is the end of all journeys." پیامبر به آنچه از پروردگارش به او نازل شده، ایمان آورده، و مؤمنان همگی به خدا و فرشتگان و کتاب‌ها و پیامبرانش، ایمان آورده‌اند [و بر اساس ایمان استوارشان گفتند:] ما میان هیچ یک از پیامبران او فرق نمی‌گذاریم. و گفتند: شنیدیم و اطاعت کردیم، پروردگارا! آمرزشت را خواهانیم و بازگشت [همه] به سوی توست.///پیامبر به آنچه از پروردگارش به او نازل شده، ایمان آورده، و مؤمنان همگی به خدا و فرشتگان و کتاب‌ها و پیامبرانش، ایمان آورده‌اند [و بر اساس ایمان استوارشان گفتند:] ما میان هیچ یک از پیامبران او فرق نمی‌گذاریم. و گفتند: شنیدیم و اطاعت کردیم، پروردگارا! آمرزشت را خواهانیم و بازگشت [همه] به سوی توست.///پیامبر، خود به آنچه از جانب پروردگارش به او نازل شده ایمان دارد. و همه مؤمنان، به خدا و فرشتگانش و کتابهایش و پیامبرانش ایمان دارند. میان هیچ یک از پیامبرانش فرقى نمى‌نهیم. گفتند: شنیدیم و اطاعت کردیم، اى پروردگار ما، آمرزش تو را خواستاریم که سرانجام همه به سوى توست.///پیامبر به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده ایمان دارد و مؤمنان [نیز]، همگى به خدا و فرشتگان و کتاب‌ها و پیامبران او ایمان دارند [و گویند:] میان هیچ یک از پیامبران او فرق ننهیم، و گویند: شنیدیم و اطاعت کردیم. بار الها! آمرزش تو را خواهانیم و باز///پیامبر [خدا] بدانچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده است ایمان آورده است، و مؤمنان همگى به خدا و فرشتگان و کتابها و فرستادگانش ایمان آورده‌اند [و گفتند:] «میان هیچ یک از فرستادگانش فرق نمى‌گذاریم» و گفتند: «شنیدیم و گردن نهادیم، پروردگارا، آمرزش تو را [خواستاریم‌] و فرجام به سوى تو است.»///پیامبر به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است و همه مؤمنان [نیز] به خدا و فرشتگان و کتاب‌ها و فرستادگانش ایمان آورده‌اند [و گفتند]: «ما میان هیچ یک از پیامبران او فرق نمى‌گذاریم [و به همگى ایمان داریم].» و گفتند: «ما [نداى حق را] شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! آمرزش تو را [خواهانیم] و بازگشت [ما] به سوى توست.»///این رسول به آنچه خدا بر او نازل کرده ایمان آورده و مؤمنان نیز همه به خدا و فرشتگان خدا و کتب و پیغمبران خدا ایمان آوردند (و گفتند) ما میان هیچ یک از پیغمبران خدا فرق نگذاریم، و (همه یک زبان و یک دل) اظهار کردند که ما (فرمان خدا را) شنیده و اطاعت کردیم، پروردگارا، ما آمرزش تو را خواهیم و (می‌دانیم) بازگشت همه به سوی توست.///پیامبر به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده است، ایمان آورده است و مؤمنان هم، همگی به خداوند و فرشتگانش و کتابهایش و پیامبرانش ایمان آورده‌اند [و می‌گویند] بین هیچ‌یک از پیامبران او فرق نمی‌گذاریم، و می‌گویند شنیدیم و اطاعت کردیم، پروردگارا آمرزش تو را خواهانیم و بازگشت به سوی توست‌///پیامبر، به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است. (و او، به تمام سخنان خود، کاملا مؤمن می‌باشد.) و همه مؤمنان (نیز)، به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ایمان آورده‌اند؛ (و می‌گویند:) ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمی‌گذاریم (و به همه ایمان داریم). و (مؤمنان) گفتند: «ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! (انتظار) آمرزش تو را (داریم)؛ و بازگشت (ما) به سوی توست.»///ایمان آورده است پیمبر بدانچه فرستاده شده به سوی او از پروردگار خویش و مؤمنان هر کدام ایمان آوردند به خدا و فرشتگان او و کتابهای او و پیمبران او فرق نگذاریم بین احدی از پیمبرانش و گفتند شنیدیم و فرمان بردیم آمرزشی از تو پروردگارا و به سوی تو است بازگشت‌///پیامبر بدانچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده ایمان آورده است و مؤمنان همگی به خدا و فرشتگان، و کتاب‌های (وحیانی) و فرستادگانش ایمان آورده‌اند (و گویند): «میان هیچ یک از فرستادگانش جدایی نمی‌افکنیم‌.» و گفتند: «شنیدیم و اطاعت کردیم، پروردگارمان! پوشش تو را (خواستاریم)، و بازگشت همگان سوی تو است.» quran_en_fa On no soul doth Allah Place a burden greater than it can bear. It gets every good that it earns, and it suffers every ill that it earns. (Pray:) "Our Lord! Condemn us not if we forget or fall into error; our Lord! Lay not on us a burden Like that which Thou didst lay on those before us; Our Lord! Lay not on us a burden greater than we have strength to bear. Blot out our sins, and grant us forgiveness. Have mercy on us. Thou art our Protector; Help us against those who stand against faith." خدا هیچ کس را جز به اندازه توانایی اش تکلیف نمی‌کند. هر کس عمل شایسته‌ای انجام داده، به سود اوست، و هر کس مرتکب کار زشتی شده، به زیان اوست. [مؤمنان گویند:] پروردگارا! اگر فراموش کردیم یا مرتکب اشتباه شدیم، ما را مؤاخذه مکن. پروردگارا! تکالیف سنگینی برعهده ما مگذار، چنان که بر عهده کسانی که پیش از ما بودند گذاشتی. پروردگارا! و آنچه را به آن تاب و توان نداریم بر ما تحمیل مکن؛ و از ما درگذر؛ و ما را بیامرز؛ و بر ما رحم کن؛ تو سرپرست مایی؛ پس ما را بر گروه کافران پیروز فرما.///خدا هیچ کس را جز به اندازه توانایی اش تکلیف نمی‌کند. هر کس عمل شایسته‌ای انجام داده، به سود اوست، و هر کس مرتکب کار زشتی شده، به زیان اوست. [مؤمنان گویند:] پروردگارا! اگر فراموش کردیم یا مرتکب اشتباه شدیم، ما را مؤاخذه مکن. پروردگارا! تکالیف سنگینی برعهده ما مگذار، چنان که بر عهده کسانی که پیش از ما بودند گذاشتی. پروردگارا! و آنچه را به آن تاب و توان نداریم بر ما تحمیل مکن؛ و از ما درگذر؛ و ما را بیامرز؛ و بر ما رحم کن؛ تو سرپرست مایی؛ پس ما را بر گروه کافران پیروز فرما.///خدا هیچ کس را جز به اندازه طاقتش مکلف نمى‌کند. نیکیهاى هر کس از آن خود اوست و بدیهایش از آن خود اوست. اى پروردگار ما، اگر فراموش کرده‌ایم یا خطایى کرده‌ایم، ما را بازخواست مکن. اى پروردگار ما، آن گونه که بر امتهاى پیش از ما تکلیف گران نهادى، تکلیف گران بر ما منه و آنچه را که طاقت آن نداریم، بر ما تکلیف مکن. گناه ما ببخش و ما را بیامرز و بر ما رحمت آور. تو مولاى ما هستى. پس ما را بر گروه کافران پیروز گردان.///خدا هیچ کس را جز به اندازه‌ى توانش تکلیف نمى‌کند. هر چه نیکى کرده به سود او و هر چه بدى کرده و بال اوست. پروردگارا! اگر فراموش کردیم یا به خطا رفتیم بر ما مگیر. بار الها! و تکلیف سخت بر ما بار مکن، چنان که بر پشینیان ما بار کردى. بار الها! و آنچه تا///خداوند هیچ کس را جز به قدر توانایى‌اش تکلیف نمى‌کند. آنچه [از خوبى‌] به دست آورده به سود او، و آنچه [از بدى‌] به دست آورده به زیان اوست. پروردگارا، اگر فراموش کردیم یا به خطا رفتیم بر ما مگیر، پروردگارا، هیچ بار گرانى بر [دوش‌] ما مگذار؛ همچنانکه بر [دوش‌] کسانى که پیش از ما بودند نهادى. پروردگارا، و آنچه تاب آن نداریم بر ما تحمیل مکن؛ و از ما درگذر؛ و ما را ببخشاى و بر ما رحمت آور؛ سرور ما تویى؛ پس ما را بر گروه کافران پیروز کن.///خداوند هیچ کس را جز به اندازه توانایى‌اش تکلیف نمى‌کند، [انسان،] هر کار [نیکى] را انجام دهد، به سود خود انجام داده و هر کار [بدى] کند، به زیان خود کرده است. [مؤمنان مى‌گویند:] «پروردگارا! اگر [تکلیفی را] فراموش کردیم یا به خطا رفتیم، ما را مؤاخذه مکن! پروردگارا! تکلیف سنگینى بر ما قرار مده، آن چنان که [به خاطر گناه] بر کسانى که پیش از ما بودند، قرار دادى. پروردگارا! آنچه که طاقت تحمل آن را نداریم، بر ما مقرر مکن و از ما درگذر و ما را بیامرز و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مایى، پس ما را بر گروه کافران پیروز گردان!»///خدا هیچ کس را تکلیف نکند مگر به قدر توانایی او، نیکیهای هر کس به سود او و بدیهایش نیز به زیان خود اوست. پروردگارا، ما را بر آنچه به فراموشی یا به خطا کرده‌ایم مؤاخذه مکن. بار پروردگارا، تکلیف گران و طاقت فرسا که بر پیشینیان ما نهاده‌ای بر ما مگذار. پروردگارا، بار تکلیفی فوق طاقت ما بر دوش ما منه، و بیامرز و ببخش گناه ما را، و بر ما رحمت فرما، تنها آقای ما و یاور ما تویی، پس ما را بر گروه کافران یاری فرما.///خداوند هیچ‌کس را جز به اندازه توانش تکلیف نمی‌کند، هرکس هر چه نیکی کند به سود او و هرچه بدی کند به زیان اوست، خدایا اگر [فرمانی را] فراموش یا خطایی کردیم بر ما مگیر، پروردگارا بار گرانی بر عهده ما مگذار، چنانکه بر عهده پیشینیان ما گذارده‌ای، پروردگارا آنچه تاب و توان آن را نداریم بر دوش ما مگذار، ما را ببخش و بیامرز و بر ما رحمت‌آور، تو مولای مایی، ما را بر خدا نشناسان پیروز گردان‌///خداوند هیچ کس را، جز به اندازه تواناییش، تکلیف نمی‌کند. (انسان،) هر کار (نیکی) را انجام دهد، برای خود انجام داده؛ و هر کار (بدی) کند، به زیان خود کرده است. (مؤمنان می‌گویند:) پروردگارا! اگر ما فراموش یا خطا کردیم، ما را مؤاخذه مکن! پروردگارا! تکلیف سنگینی بر ما قرار مده، آن چنان که (به خاطر گناه و طغیان،) بر کسانی که پیش از ما بودند، قرار دادی! پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداریم، بر ما مقرر مدار! و آثار گناه را از ما بشوی! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مایی، پس ما را بر جمعیت کافران، پیروز گردان!///تکلیف نکند خدا کسی را جز به قدر طاقت او برای او است آنچه دست آورد اوست و بر او است آنچه دست آورده است پروردگارا مگیر بر ما اگر فراموش کردیم یا خطا کردیم پروردگارا بار مکن ما را گرانی چنانکه بار کردی آن را بر آنان که پیش از ما بودند پروردگارا و نه تحمیل کن بر ما آنچه را بدان طاقتی نیست و ببخش بر ما و بیامرز ما را و رحم کن ما را توئی سرپرست ما پس یاری کن ما را بر گروه کافران‌///خدا هیچ کس را جز به اندازه‌ی توانش تکلیف نمی‌کند؛ آنچه (از خوبی با روشی درست و راهوار) به دست آورده به سود اوست و آنچه (از بدی بر خلاف روش فطری، عقلانی و شرعی) به دست آورده به زیان اوست. «پروردگارمان! اگر فراموش کردیم یا به خطا رفتیم بر ما مگیر. پروردگارمان! بار گرانی بر (دوش) ما مگذار، همچنان که بر (دوش) کسانی که پیش از ما بودند (به تنگنایی) نهادی. پروردگارمان! و آنچه هرگز تاب و توانش را نداریم بر ما تحمیل مکن و از ما درگذر و برایمان بپوشان و بر ما رحم کن. سرور ما تنها تویی، پس ما را بر گروه کافران پیروز گردان.» quran_en_fa A. L. M. الم///الم///الف. لام. میم.///الف، لام، میم///الف، لام، میم.///الف، لام، میم.///الف، لام، میم (از حروف مقطعه و اسرار قرآن است).///الم الفلاممیم///الم‌///الم‌///الم. quran_en_fa Allah! There is no god but He,-the Living, the Self-Subsisting, Eternal. خدای یکتا که جز او هیچ معبودی نیست، زنده و قائم به ذات [و مدبر و برپا دارنده ونگه دارنده همه مخلوقات] است.///خدای یکتا که جز او هیچ معبودی نیست، زنده و قائم به ذات [و مدبر و برپا دارنده ونگه دارنده همه مخلوقات] است.///الله است که هیچ خدایى جز او نیست، زنده است و پاینده است.///خداست که هیچ معبودى جز او نیست و زنده‌ى پاینده است///خداست که هیچ معبود [بحقى‌] جز او نیست و زنده [پاینده‌] است.///خداوند که معبودى جز او نیست، زنده و پاینده است.///خدای یکتاست که جز او خدایی نیست که زنده و پاینده ابدی است.///خداوند است آنکه جز او خدایی نیست و زنده پاینده است‌///معبودی جز خداوند یگانه زنده و پایدار و نگهدارنده، نیست.///خدا که نیست خدائی جز او زنده پاینده‌///خدا، (که) هیچ خدایی جز او نیست، زنده و بسی پاینده و نگهدارنده و ارزنده است. quran_en_fa It is He Who sent down to thee (step by step), in truth, the Book, confirming what went before it; and He sent down the Law (of Moses) and the Gospel (of Jesus) before this, as a guide to mankind, and He sent down the criterion (of judgment between right and wrong). این کتاب را تدریجا به حق و راستی بر تو نازل کرد که تصدیق کننده کتاب‌های پیش از خود است؛ و تورات و انجیل را///این کتاب را تدریجا به حق و راستی بر تو نازل کرد که تصدیق کننده کتاب‌های پیش از خود است؛ و تورات و انجیل را///این کتاب را که تصدیق‌کننده کتابهاى پیش از آن است به حق بر تو نازل کرد، و قبل از آن تورات را و انجیل را///این کتاب را به حق بر تو نازل کرد که تصدیق کننده کتابهاى پیشین است و تورات و انجیل را پیش‌تر نازل کرد///این کتاب را در حالى که مؤید آنچه [از کتابهاى آسمانى‌] پیش از خود مى‌باشد، به حق [و به تدریج‌] بر تو نازل کرد، و تورات و انجیل را …///او کتاب را به حق بر تو نازل کرد، که آنچه را در کتاب‌های پیشین [از نشانه‌های آن] آمده است، تصدیق مى‌کند و تورات و انجیل را فروفرستاد.///آن خدایی که قرآن را به راستی بر تو فرستاد که تصدیق کننده کتب آسمانی قبل از خود است و (پیش از قرآن) تورات و انجیل را فرستاد،///این کتاب را که همخوان با کتب آسمانی پیشین است به درستی بر تو نازل کرد و تورات و انجیل را پیشتر فروفرستاد///(همان کسی که) کتاب را بحق بر تو نازل کرد، که با نشانه‌های کتب پیشین، منطبق است؛ و «تورات» و «انجیل» را.///فرستاده است بر تو نامه را به حق حالی که تصدیق‌کننده آنچه پیش روی آن است و فرستاده است تورات و انجیل را///کتاب [: قرآن] را در تأیید آنچه (از کتاب‌های آسمانی) برابرش می‌باشد، به تمامی حق و به تدریج بر تو نازل کرد. و (نیز هر یک از) تورات و انجیل را یکجا نازل فرمود، quran_en_fa Then those who reject Faith in the Signs of Allah will suffer the severest penalty, and Allah is Exalted in Might, Lord of Retribution. پیش از این برای هدایت مردم فرستاد، و فرقان را [که مایه جدایی حق از باطل است] نازل کرد. مسلما کسانی که به آیات خدا کافر شدند، برای آنان [به کیفر کفرشان] عذابی سخت است؛ وخدا توانای شکست ناپذیر و صاحب انتقام است.///پیش از این برای هدایت مردم فرستاد، و فرقان را [که مایه جدایی حق از باطل است] نازل کرد. مسلما کسانی که به آیات خدا کافر شدند، برای آنان [به کیفر کفرشان] عذابی سخت است؛ وخدا توانای شکست ناپذیر و صاحب انتقام است.///براى هدایت مردم فرستاد و فرقان را نازل کرد. براى آنان که به آیات خدا ایمان نمى‌آورند عذابى سخت مهیاست، و خدا پیروزمند و انتقام گیرنده است.///که راهنماى مردم باشد، و فرقان (قرآن) را نازل کرد. همانا کسانى که آیات خدا را انکار کردند براى آنان عذابى سخت است و خدا مقتدر دادستان است///پیش از آن براى رهنمود مردم فرو فرستاد، و فرقان [=جداکننده حق از باطل‌] را نازل کرد. کسانى که به آیات خدا کفر ورزیدند، بى‌تردید عذابى سخت خواهند داشت، و خداوند، شکست‌ناپذیر و صاحب‌انتقام است.///پیش از این براى هدایت مردم، [تورات و انجیل] و اینک [قرآن را، که کتاب] فرقان [و جداکننده‌ی حق از باطل است،] نازل کرد. بی‌گمان کسانى که به آیات الهى کفر ورزند، عذاب شدیدى خواهند داشت و خداوند شکست‌ناپذیر صاحب انتقام است.///برای هدایت مردم، و نیز کتاب جدا کننده میان حق و باطل (یعنی قرآن) را فرستاد. همانا آنان که به آیات خدا کافر شدند بر آنها عذاب سختی است، و خدا مقتدر و کیفر کننده ستمکاران است.///که راهنمای مردم است، و نیز فرقان را نازل کرد، منکران آیات الهی، عذابی شدید [در پیش‌] دارند و خداوند پیروزمند دادستان است‌///پیش از آن، برای هدایت مردم فرستاد؛ و (نیز) کتابی که حق را از باطل مشخص می‌سازد، نازل کرد؛ کسانی که به آیات خدا کافر شدند، کیفر شدیدی دارند؛ و خداوند (برای کیفر بدکاران و کافران لجوج،) توانا و صاحب انتقام است.///از پیش حالی که هدایتی است برای مردم و فرستاده است فرقان را همانا آنانکه کفر ورزیدند به آیتهای خدا ایشان را است شکنجه‌ای سخت و خدا است عزتمند انتقام جوی‌///از پیش، برای رهنمود مردمان. و فرقان [: قرآن، جدا کننده‌ی حق از باطل] را نازل کرد. همانا کسانی که به آیات خدا کفر ورزیدند، برایشان عذابی سخت است. و خدا عزیزی صاحب انتقام است. quran_en_fa From Allah, verily nothing is hidden on earth or in the heavens. یقینا چیزی در زمین و در آسمان بر خدا پوشیده نیست.///یقینا چیزی در زمین و در آسمان بر خدا پوشیده نیست.///هیچ چیز در زمین و آسمان بر خدا پوشیده نیست.///مسلما هیچ چیز نه در زمین و نه در آسمان‌ها بر خدا پوشیده نیست///در حقیقت، هیچ چیز [نه‌] در زمین و نه در آسمان بر خدا پوشیده نمى‌ماند.///هیچ چیز، نه در زمین و نه در آسمان، بر خداوند پوشیده نمى‌ماند.///همانا چیزی در آسمان و زمین از خدا پنهان نیست.///هیچ چیز در زمین و در آسمان بر خداوند پوشیده نیست‌///هیچ چیز، در آسمان و زمین، بر خدا مخفی نمی‌ماند. (بنابر این، تدبیر آنها بر او مشکل نیست.)///همانا خدا مخفی نیست بر او چیزی در زمین و نه در آسمان‌///همواره هیچ چیزی (نه) در زمین و نه در آسمان بر خدا پنهان نیست. quran_en_fa He it is Who shapes you in the wombs as He pleases. There is no god but He, the Exalted in Might, the Wise. اوست که شما را در رحم‌ها [ی مادران] به هر گونه که می‌خواهد تصویر می‌کند. جز او هیچ معبودی نیست؛ توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///اوست که شما را در رحم‌ها [ی مادران] به هر گونه که می‌خواهد تصویر می‌کند. جز او هیچ معبودی نیست؛ توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///اوست که شما را در رحم مادران به هر سان که خواسته باشد مى‌نگارد. نیست خدایى جز او که پیروزمند و حکیم است.///اوست که شما را در رحم‌ها بدان گونه که خواهد صورتگرى مى‌کند خدایى جز او نیست که شکست‌ناپذیر حکیم است///اوست کسى که شما را آن گونه که مى‌خواهد در رحمها صورتگرى مى‌کند. هیچ معبودى جز آن تواناى حکیم نیست.///او کسى است که شما را آن‌گونه که مى‌خواهد در رحم‌ها [ی مادران]، صورت می‌دهد. جز او که مقتدر حکیم است، معبودى نیست.///خداست آن که صورت شما را در رحم مادران می‌نگارد هر گونه اراده کند. خدایی جز آن ذات یکتا نیست که (به هر چیز) توانا و داناست.///او کسی است که بدانگونه که خواهد شما را در رحمها نقشبندی کند، جز او که پیروزمند فرزانه است خدایی نیست‌///او کسی است که شما را در رحم (مادران)، آنچنان که می‌خواهد تصویر می‌کند. معبودی جز خداوند توانا و حکیم، نیست.///اوست که صورتگری کند شما را در رحمها هرگونه که خواهد نیست خدائی جز او عزتمند حکیم‌///اوست کسی که شما را آن‌گونه که می‌خواهد در رحم‌ها صورتگری می‌کند. هیچ معبودی جز او -کانون عزت و حکمت- نیست. quran_en_fa He it is Who has sent down to thee the Book: In it are verses basic or fundamental (of established meaning); they are the foundation of the Book: others are allegorical. But those in whose hearts is perversity follow the part thereof that is allegorical, seeking discord, and searching for its hidden meanings, but no one knows its hidden meanings except Allah. And those who are firmly grounded in knowledge say: "We believe in the Book; the whole of it is from our Lord:" and none will grasp the Message except men of understanding. اوست که این کتاب را بر تو نازل کرد که بخشی از آن کتاب، آیات محکم است [که دارای کلماتی صریح و مفاهیمی روشن است] آنها اصل و اساس کتاب اند، و بخشی دیگر آیات متشابه است [که کلماتش غیر صریح و معانی اش مختلف و گوناگون است و جز به وسیله آیات محکم و روایات استوار تفسیر نمی‌شود] ولی کسانی که در قلوبشان انحراف [از هدایت الهی] است برای فتنه انگیزی و طلب تفسیر [نادرست و به تردید انداختن مردم و گمراه کردن آنان] از آیات متشابهش پیروی می‌کنند، و حال آنکه تفسیر واقعی و حقیقی آنها را جز خدا نمی‌داند. و استواران در دانش [و چیره دستان در بینش] می‌گویند: ما به آن ایمان آوردیم، همه [چه محکم، چه متشابه] از سوی پروردگار ماست. و [این حقیقت را] جز صاحبان خرد متذکر نمی‌شوند.///اوست که این کتاب را بر تو نازل کرد که بخشی از آن کتاب، آیات محکم است [که دارای کلماتی صریح و مفاهیمی روشن است] آنها اصل و اساس کتاب اند، و بخشی دیگر آیات متشابه است [که کلماتش غیر صریح و معانی اش مختلف و گوناگون است و جز به وسیله آیات محکم و روایات استوار تفسیر نمی‌شود] ولی کسانی که در قلوبشان انحراف [از هدایت الهی] است برای فتنه انگیزی و طلب تفسیر [نادرست و به تردید انداختن مردم و گمراه کردن آنان] از آیات متشابهش پیروی می‌کنند، و حال آنکه تفسیر واقعی و حقیقی آنها را جز خدا نمی‌داند. و استواران در دانش [و چیره دستان در بینش] می‌گویند: ما به آن ایمان آوردیم، همه [چه محکم، چه متشابه] از سوی پروردگار ماست. و [این حقیقت را] جز صاحبان خرد متذکر نمی‌شوند.///اوست که این کتاب را بر تو نازل کرد. بعضى از آیه‌ها محکماتند، این آیه‌ها ام‌الکتابند، و بعضى آیه‌ها متشابهاتند. اما آنها که در دلشان میل به باطل است، به سبب فتنه‌جویى و میل به تأویل از متشابهات پیروى مى‌کنند، در حالى که تأویل آن را جز خداى نمى‌داند. و آنان که قدم در دانش استوار کرده‌اند مى‌گویند: ما بدان ایمان آوردیم، همه از جانب پروردگار ماست. و جز خردمندان پند نمى‌گیرند.///اوست که این کتاب را بر تو نازل کرد که بخشى از آن آیات محکم [صریح و روشن‌] است که اساس کتابند و برخى متشابه [و تأویل پذیر] اند، اما کج دلان از این کتاب، متشابهات را که تأویل آن را جز خدا نداند، براى فتنه جویى و به قصد تأویل دنبال مى‌کنند. و آنها که در///اوست کسى که این کتاب [=قرآن‌] را بر تو فرو فرستاد. پاره‌اى از آن، آیات محکم [=صریح و روشن‌] است. آنها اساس کتابند؛ و [پاره‌اى‌] دیگر متشابهاتند [که تأویل‌پذیرند]. اما کسانى که در دلهایشان انحراف است براى فتنه‌جویى و طلب تأویل آن [به دلخواه خود،] از متشابه آن پیروى مى‌کنند، با آنکه تأویلش را جز خدا و ریشه‌داران در دانش کسى نمى‌داند. [آنان که‌] مى‌گویند: «ما بدان ایمان آوردیم، همه [چه محکم و چه متشابه‌] از جانب پروردگار ماست»، و جز خردمندان کسى متذکر نمى‌شود.///او کسى است که این کتاب را بر تو نازل کرد. بخشى از آن، آیات محکم است که اصل و اساس کتاب را تشکیل مى‌دهد و بخشى دیگر، آیات متشابه است. اما کسانى که در دل‌هایشان انحراف است، به جهت ایجاد فتنه [و گمراه کردن مردم] و نیز به جهت تفسیر آیه به دلخواه خود، به سراغ آیات متشابه می‌روند، در حالى که تفسیر این آیات را جز خداوند و راسخان در علم نمی‌دانند. آنان که می‌گویند: «ما به آن ایمان آورده‌ایم، همه‌ى آیات از طرف پروردگار ماست، [خواه محکم باشد یا متشابه].» و جز خردمندان پند نگیرند.///اوست خدایی که قرآن را بر تو فرستاد که برخی از آن کتاب آیات محکم است که اصل و مرجع سایر آیات کتاب خداست و برخی دیگر متشابه است، و آنان که در دلشان میل به باطل است از پی متشابه رفته تا به تأویل کردن آن در دین راه شبهه و فتنه‌گری پدید آرند، در صورتی که تأویل آن را کسی جز خداوند و اهل دانش نداند؛ گویند: ما به همه کتاب گرویدیم که همه از جانب پروردگار ما آمده، و به این (دانش) تنها خردمندان آگاهند.///او کسی است که کتاب را بر تو نازل کرد که بخشی از آن محکمات است که اساس کتاب است، و بخش دیگر متشابهات است، اما کج‌دلان، برای فتنه جویی و در طلب تاویل، پیگیر متشابهات می‌شوند، حال آنکه تاویل آن را جز خداوند و راسخان در علم که می‌گویند به آن ایمان آورده‌ایم، همه از پیشگاه خداوند است نمی‌دانند، و جز خردمندان کسی پند نمی‌گیرد///او کسی است که این کتاب (آسمانی) را بر تو نازل کرد، که قسمتی از آن، آیات «محکم» [= صریح و روشن‌] است؛ که اساس این کتاب می‌باشد؛ (و هر گونه پیچیدگی در آیات دیگر، با مراجعه به اینها، برطرف می‌گردد.) و قسمتی از آن، «متشابه» است [= آیاتی که به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفی در آن می‌رود؛ ولی با توجه به آیات محکم، تفسیر آنها آشکار می‌گردد.] اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‌انگیزی کنند (و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسیر (نادرستی) برای آن می‌طلبند؛ در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمی‌دانند. (آنها که به دنبال فهم و درک اسرار همه آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهی) می‌گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگار ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمی‌شوند (و این حقیقت را درک نمی‌کنند).///او است آنکه فرستاده است بر تو نامه را از آن است آیتهای استواری که آنها است مادر کتاب و بخش دیگر متشابهات (ناهویدا) پس آنان که در دلهاشان کجی است پیروی کنند آنچه را متشابه است از آن برای فتنه‌جوئی و از پی تاویل آن حالی که نمی‌داند تاویل آن را جز خدا و فرورفتگان در علم گویند ایمان آوردیم بدان هر یک (همگی) از نزد پروردگار ما است و یادآور نشوند جز خردمندان‌///اوست کسی که این کتاب [: قرآن] را بر تو فرو فرستاد. پاره‌ای از آن، آیات محکم [: صریح و روشن] است (که) آنها مادر (و مرجع تفسیر و فهم) کتابند؛ و (پاره‌ای) دیگر (از نظر لفظی با آیاتی دیگر) همانندند. پس اما کسانی که در دل‌هایشان انحراف است، (روی این اصل نااصل) برای فتنه‌‌جویی و طلب تأویل آن (به دلخواه خود)، از متشابه آن پیروی می‌کنند (حال آنکه از نظر معنوی با هم متفاوتند). در حالی‌که تأویل قرآن را جز خدا (کسی) نمی‌داند و (هم‌چنین) پای برجایان در علم (ایمانی). می‌گویند: «ما بدان ایمان آورده‌ایم. همه‌ی قرآن (چه محکم و چه متشابه‌اش‌) از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان عمیق کسی متذکر نمی‌شود.» quran_en_fa "Our Lord!" (they say), "Let not our hearts deviate now after Thou hast guided us, but grant us mercy from Thine own Presence; for Thou art the Grantor of bounties without measure. [و می‌گویند:] پروردگارا! دل هایمان را پس از آنکه هدایتمان فرمودی منحرف مکن، و از سوی خود رحمتی برما ببخش؛ زیرا تو بسیار بخشنده‌ای.///[و می‌گویند:] پروردگارا! دل هایمان را پس از آنکه هدایتمان فرمودی منحرف مکن، و از سوی خود رحمتی برما ببخش؛ زیرا تو بسیار بخشنده‌ای.///اى پروردگار ما، از آن پس که ما را هدایت کرده‌اى، دلهاى ما را به باطل متمایل مساز، و رحمت خود را بر ما ارزانى دار، که تو بخشاینده‌اى.///[گویند:] بار الها! دل‌هاى ما را پس از آن که هدایتمان کردى ملغزان، و ما را از نزد خویش رحمتى بخشاى که همانا تو بخشایشگرى/// [مى‌گویند:] پروردگارا، پس از آنکه ما را هدایت کردى، دلهایمان را دستخوش انحراف مگردان، و از جانب خود، رحمتى بر ما ارزانى دار که تو خود بخشایشگرى.///[راسخان در علم مى‌گویند:] «پروردگارا! پس از آن که ما را هدایت کردى، دل‌هاى ما را به باطل مایل مگردان و از سوى خود رحمتى بر ما ببخش. به راستى که تو خود بسیار بخشنده‌اى.///بار پروردگارا، دلهای ما را به باطل میل مده پس از آنکه به حق هدایت فرمودی و به ما از لطف خود رحمتی عطا فرما، که تویی بسیار بخشنده (بی‌منت).///[می‌گویند] پروردگارا، پس از آنکه هدایتمان کردی، دلهای ما را مگردان، و رحمتی از سوی خویش به ما ارزانی دار که تو بخشنده‌ای‌///(راسخان در علم، می‌گویند:) «پروردگارا! دلهایمان را، بعد از آنکه ما را هدایت کردی، (از راه حق) منحرف مگردان! و از سوی خود، رحمتی بر ما ببخش، زیرا تو بخشنده‌ای!///پروردگارا ملغزان دلهای ما را پس از آنکه هدایت کردی ما را و ببخش ما را از نزد خود رحمتی که توئی بسیار بخشنده‌///(می‌گویند:) «پروردگارمان! پس از آنکه ما را هدایت کردی دل‌ها‌یمان را منحرف مگردان، و از جانب ویژه‌ی خود برایمان رحمتی ببخشای، همانا تویی تو بسی بخشایشگر.» quran_en_fa "Our Lord! Thou art He that will gather mankind Together against a day about which there is no doubt; for Allah never fails in His promise." پروردگارا! قطعا تو در روزی که هیچ شکی در آن نیست، گردآورنده همه مردمی؛ مسلما خدا خلف وعده نمی‌کند.///پروردگارا! قطعا تو در روزی که هیچ شکی در آن نیست، گردآورنده همه مردمی؛ مسلما خدا خلف وعده نمی‌کند.///اى پروردگار ما، تو مردم را در آن روزى که هیچ شکى در آن نیست، گرد مى‌زورى. به یقین که خدا از وعده تخلف نکند.///پروردگارا! به یقین، تویى گرد آورنده‌ى مردمان براى روزى که تردیدى در آن نیست، [چرا که‌] خدا خلف وعده نمى‌کند///پروردگارا، به یقین، تو در روزى که هیچ تردیدى در آن نیست، گردآورنده [جمله‌] مردمانى. قطعا خداوند در وعده [خود] خلاف نمى‌کند.///پروردگارا! تو مردم را در روزى که در آن شکى نیست، جمع خواهى کرد. همانا خداوند از وعده‌ى خود تخلف نمی‌کند.»///پروردگارا، محققا تو تمام مردم را در روزی که هیچ شبهه در آن نیست جمع سازی، و هرگز خدا نقض وعده خویش نخواهد کرد.///پروردگارا تو گردآورنده مردمان در روزی هستی که شکی در [آمدن‌] آن نیست، چرا که خداوند خلف وعده نمی‌کند///پروردگارا! تو مردم را، برای روزی که تردیدی در آن نیست، جمع خواهی کرد؛ زیرا خداوند، از وعده خود، تخلف نمی‌کند. (ما به تو و رحمت بی‌پایانت، و به وعده رستاخیز و قیامت ایمان داریم.)»///پروردگارا همانا توئی گردآورنده مردم برای روزی که نیست در آن شکی همانا خدا خلف نکند وعده را///«پروردگارمان! به یقین تو در روزی که هیچ شک مستندی در آن نیست، گردآورنده‌ی (همه‌ی) مردمان (و کل مکلفان) هستی.» همواره خدا بی‌چون وعده‌‌ (ی خود) را خلاف نمی‌کند. quran_en_fa Those who reject Faith,- neither their possessions nor their (numerous) progeny will avail them aught against Allah: They are themselves but fuel for the Fire. یقینا اموال و فرزندان کافران هرگز چیزی از [عذاب] خدا را از آنان برطرف نمی‌کند؛ و اینانند که آتشگیره آتش اند.///یقینا اموال و فرزندان کافران هرگز چیزی از [عذاب] خدا را از آنان برطرف نمی‌کند؛ و اینانند که آتشگیره آتش اند.///کافران را داراییها و فرزندانشان هرگز از عذاب خدا نرهاند. آنها خود هیزم آتش جهنمند.///کسانى که کافر شدند، اموال و فرزندانشان به هیچ روى آنها را از [عذاب‌] خدا باز ندارد و آنان خود هیمه دوزخند///در حقیقت، کسانى که کفر ورزیدند، اموال و اولادشان چیزى [از عذاب خدا] را از آنان دور نخواهد کرد؛ و آنان خود، هیزم دوزخند.///اموال و فرزندان کسانى که کفر ورزیدند، در برابر [عذاب] خدا [در قیامت] هیچ به کارشان نمى‌آید و آنان خود، هیزم دوزخند.///کافران را هرگز مال و فرزندانشان از عذاب خدا نرهاند، و آنان خود آتش افروز جهنمند.///کافران را اموال و فرزندانشان به هیچ روی از عذاب الهی بازندارد، و اینان همگی هیزم جهنم‌اند///ثروتها و فرزندان کسانی که کافر شدند، نمی‌تواند آنان را از (عذاب) خداوند باز دارد؛ (و از کیفر، رهایی بخشد.) و آنان خود، آتشگیره دوزخند.///آنان که کفر ورزیدند بی‌نیاز نکندشان اموالشان و نه فرزندانشان از خدا به چیزی و ایشانند سوخت آتش‌///بی‌گمان کسانی که کافر شدند، هرگز نه اموالشان و نه اولادشان، چیزی (از عذاب خدا) را از آنان بی‌نیاز نخواهد کرد و آنان خودشان گیرانه‌ی آتشند. quran_en_fa (Their plight will be) no better than that of the people of Pharaoh, and their predecessors: They denied our Signs, and Allah called them to account for their sins. For Allah is strict in punishment. [روش آنان] مانند روش فرعونیان و کسانی است که پیش از آنان بودند که آیات ما را تکذیب کردند، پس خدا هم آنان را به گناهانشان مؤاخذه کرد؛ و خدا سخت کیفر است.///[روش آنان] مانند روش فرعونیان و کسانی است که پیش از آنان بودند که آیات ما را تکذیب کردند، پس خدا هم آنان را به گناهانشان مؤاخذه کرد؛ و خدا سخت کیفر است.///به شیوه آل فرعون و پیشینیانشان آیات ما را تکذیب کردند. پس خدا آنان را به کیفر گناهانشان بازخواست کرد. و عقوبت خدا شدید است.///همچون شیوه‌ى فرعونیان و کفار پیشین آیات ما را دروغ انگاشتند، پس خدا آنان را به گناهانشان بگرفت که خدا سخت کیفر است/// [آنان‌] به شیوه فرعونیان و کسانى که پیش از آنان بودند آیات ما را دروغ شمردند؛ پس خداوند به [سزاى‌] گناهانشان [گریبان‌] آنان را گرفت، و خدا سخت‌کیفر است.///[شیوه‌ی کفار در انکار و تحریف حقایق،] مانند روش فرعونیان و کسانى است که پیش از آنها بودند. آیات ما را تکذیب کردند، پس خداوند آنها را به [کیفر] گناهانشان گرفت. و خدا سخت‌کیفر است.///این گروه هم به مانند فرعونیان و پیشینیان (کافر کیش)، آیات ما را تکذیب کردند، خدا هم آنها را به کیفر گناهانشان مجازات کرد و خدا بدکاران را سخت به کیفر رساند.///همانند شیوه آل فرعون و پیشینیان ایشان که آیات ما را دروغ انگاشتند، آنگاه خداوند آنان را به گناهانشان فروگرفت، و خدا سخت کیفر است‌///(عادت آنان در انکار و تحریف حقایق،) همچون عادت آل فرعون و کسانی است که پیش از آنها بودند؛ آیات ما را تکذیب کردند، و خداوند آنها را به (کیفر) گناهانشان گرفت؛ و خداوند، شدید العقاب است.///همچون شیوه آل فرعون و آنان که پیش از ایشان بودند تکذیب کردند آیتهای ما را پس گرفت خدا ایشان را به گناهانشان و خدا است سخت‌شکنجه‌///(شیوه‌ی آنان) همچون شیوه‌ی فرعونیان و پیشینیانشان است (که) با آیاتمان (همان و ما را) تکذیب کردند؛ پس خدا به (سزای) گناهانشان آنان را برگرفت‌. و خدا سخت‌‌کیفر است. quran_en_fa Say to those who reject Faith: "Soon will ye be vanquished and gathered together to Hell,-an evil bed indeed (to lie on)! به کافران بگو: به زودی شکست می‌خورید و به سوی دوزخ محشور می‌شوید، و آن بد آرامگاهی است.///به کافران بگو: به زودی شکست می‌خورید و به سوی دوزخ محشور می‌شوید، و آن بد آرامگاهی است.///به کافران بگوى: به زودى مغلوب خواهید شد و در جهنم، آن آرامگاه بد، گرد خواهید آمد.///به کافران بگو: زودا که به زانو در آیید و به سوى جهنم گرد آورده شوید و چه بد جایگاهى است///به کسانى که کفر ورزیدند بگو: «به زودى مغلوب خواهید شد و [سپس در روز رستاخیز] در دوزخ محشور مى‌شوید، و چه بد بسترى است.»///به کسانى که کافر شدند بگو: «[از پیروزى خود در جنگ احد، شاد نباشید،] به زودى شکست مى‌خورید و به سوى جهنم رانده مى‌شوید. و چه بد جایگاهى است!»///بگو به آنان که کافر شدند که به زودی مغلوب شوید و به جهنم محشور گردید که بسیار بد جایگاهی است.///بگو به کافران زودا که به زانو درآیید و [سرانجام‌] در جهنم گرد آورده شوید و چه بد جایگاهی است‌///به آنها که کافر شدند بگو: «(از پیروزی موقت خود در جنگ احد، شاد نباشید!) بزودی مغلوب خواهید شد؛ (و سپس در رستاخیز) به سوی جهنم، محشور خواهید شد. و چه بد جایگاهی است!///بگو بدانان که کفر ورزیدند به زودی سرکوب شوید و گرد آورده شوید به سوی دوزخ و چه زشت است آرامشگاه‌///به کسانی که کفر ورزیدند بگو: «به زودی مغلوب خواهید شد و سوی جهنم گرد آورده می‌شوید. و چه بد آرامگاهی است. quran_en_fa "There has already been for you a Sign in the two armies that met (in combat): One was fighting in the cause of Allah, the other resisting Allah; these saw with their own eyes Twice their number. But Allah doth support with His aid whom He pleaseth. In this is a warning for such as have eyes to see." تحقیقا برای شما در دو گروهی که [در جنگ بدر] با هم رو به رو شدند، نشانه‌ای [از قدرت خدا و حقانیت نبوت پیامبر] بود، گروهی در راه خدا می‌جنگیدند، و گروه دیگر کافر بودند، که اهل ایمان را به چشم خویش دو برابر می‌دیدند [به همین خاطر شکست خوردند] و خدا هر که را بخواهد با یاری خود تأیید می‌کند؛ مسلما در این [واقعیت] عبرتی برای دارندگان بصیرت است.///تحقیقا برای شما در دو گروهی که [در جنگ بدر] با هم رو به رو شدند، نشانه‌ای [از قدرت خدا و حقانیت نبوت پیامبر] بود، گروهی در راه خدا می‌جنگیدند، و گروه دیگر کافر بودند، که اهل ایمان را به چشم خویش دو برابر می‌دیدند [به همین خاطر شکست خوردند] و خدا هر که را بخواهد با یاری خود تأیید می‌کند؛ مسلما در این [واقعیت] عبرتی برای دارندگان بصیرت است.///در آن دو گروه که به هم رسیدند، براى شما عبرتى بود: گروهى در راه خدا مى‌جنگیدند و گروهى دیگر کافر بودند. آنان را به چشم خود دو چندان خویش مى‌دیدند. خدا هر کس را که بخواهد یارى دهد. و صاحبنظران را در این عبرتى است.///قطعا در [داستان‌] دو گروهى که با هم رو در رو شدند براى شما درس عبرتى بود گروهى در راه خدا مى‌جنگید و دیگرى کافر بود که مؤمنان را به چشم سر دو برابر خود مى‌دید و خدا هر که را خواهد به نصرت خویش یارى مى‌دهد. یقینا در این امر اهل بصیرت را عبرتى است///قطعا در برخورد میان دو گروه، براى شما نشانه‌اى [و درس عبرتى‌] بود. گروهى در راه خدا مى‌جنگیدند، و دیگر [گروه‌] کافر بودند که آنان [=مؤمنان‌] را به چشم، دو برابر خود مى‌دیدند؛ و خدا هر که را بخواهد به یارى خود تأیید مى‌کند، یقینا در این [ماجرا] براى صاحبان بینش عبرتى است.///به یقین در دو گروهى که [در جنگ بدر] با هم روبه‌رو شدند، براى شما نشانه [و درس عبرتى] بود: گروهى در راه خدا نبرد مى‌کردند و گروه دیگر که کافر بودند، به چشم خود مسلمانان را دو برابر مى‌دیدند [و این عاملى براى ترس آنان مى‌شد] و خداوند هر کس را بخواهد، به یارى خود تأیید مى‌کند. در این امر براى اهل بینش، پند و عبرت است.///نشانه و آیتی (از لطف خدا) برای شما در این بود که چون دو گروه با یکدیگر روبرو شدند (در جنگ بدر) گروهی در راه خدا جهاد می‌کردند و گروه دیگر کافر بودند، و گروه کافر مؤمنان را دو برابر خود به چشم می‌دیدند، و خدا توانایی و یاری دهد به هر که خواهد، و بدین آیت الهی اهل بصیرت عبرت جویند.///حقا که در کار و بار دو گروهی که با هم رو در رو شدند مایه عبرتی برای شما بود، گروهی در راه خدا می‌جنگید و دیگری کفر پیشه بود، [کافران مسلمانان را] به چشم خویش دوچندان خویش می‌دیدند، و خداوند هرکس را بخواهد به نصرت خویش یاری می‌دهد، و در این امر دیده‌وران را عبرت است‌///در دو گروهی که (در میدان جنگ بدر،) با هم رو به رو شدند، نشانه (و درس عبرتی) برای شما بود: یک گروه، در راه خدا نبرد می‌کرد؛ و جمع دیگری که کافر بود، (در راه شیطان و بت،) در حالی که آنها (گروه مؤمنان) را با چشم خود، دو برابر آنچه بودند، می‌دیدند. (و این خود عاملی برای وحشت و شکست آنها شد.) و خداوند، هر کس را بخواهد (و شایسته بداند)، با یاری خود، تأیید می‌کند. در این، عبرتی است برای بینایان!///همانا شما را است آیتی در دو سپاه که تلاقی کردند سپاهی که نبرد می‌کرد در راه خدا و دیگری که کافر بود می‌دیدندشان دو برابر خویش به دیدن چشم و خدا است آنکه کمک کند به یاری خود هر که را خواهد همانا در این است پندی از برای خردمندان یا بینایان‌///بی‌گمان در برخورد میان دو گروه، برای شما نشانه‌ای (و درس عبرتی) بود. گروهی در راه خدا کشتار می‌کنند و (گروه) دیگر کافرانند؛ حال آنکه آنان مؤمنان را - به چشم- خود دو برابر می‌بینند. و خدا هر که را بخواهد به یاری خود تأیید می‌کند. بی‌گمان در این (جریان) بی‌امان برای صاحبان بینش، عبرتی است. quran_en_fa Fair in the eyes of men is the love of things they covet: Women and sons; Heaped-up hoards of gold and silver; horses branded (for blood and excellence); and (wealth of) cattle and well-tilled land. Such are the possessions of this world's life; but in nearness to Allah is the best of the goals (To return to). محبت و عشق به خواستنی‌ها [که عبارت است] از زنان و فرزندان و اموال فراوان از طلا و نقره و اسبان نشاندار و چهارپایان و کشت و زراعت، برای مردم آراسته شده است؛ اینها کالای زندگی [زودگذر] دنیاست؛ و خداست که بازگشت نیکو نزد اوست.///محبت و عشق به خواستنی‌ها [که عبارت است] از زنان و فرزندان و اموال فراوان از طلا و نقره و اسبان نشاندار و چهارپایان و کشت و زراعت، برای مردم آراسته شده است؛ اینها کالای زندگی [زودگذر] دنیاست؛ و خداست که بازگشت نیکو نزد اوست.///در چشم مردم آرایش یافته است، عشق به امیال نفسانى و دوست داشتن زنان و فرزندان و همیانهاى زر و سیم و اسبان داغ برنهاده و چارپایان و زراعت. همه اینها متاع زندگى اینجهانى هستند، در حالى که بازگشتنگاه خوب نزد خدا است.///دوست داشتن خواستنى‌ها از زنان و اولاد و اموال فراوان از زر و سیم و اسبان نشاندار و دام‌ها و کشتزاران در چشم مردم آراسته شده است، ولى اینها متاع زود گذر زندگانى دنیاست و سر انجام نیکو [و زندگى عالى‌تر] نزد خداست///دوستى خواستنیها [ى گوناگون‌] از: زنان و پسران و اموال فراوان از زر و سیم و اسب‌هاى نشاندار و دامها و کشتزار [ها] براى مردم آراسته شده، [لیکن‌] این جمله، مایه تمتع زندگى دنیاست، و [حال آنکه] فرجام نیکو نزد خداست.///عشق و علاقه به زنان و فرزندان و اموال زیاد از طلا و نقره و اسبان ممتاز و چهارپایان و کشت‌زارها که همه از شهوات و خواسته‌هاى نفسانى است، در نظر مردم جلوه یافته است، [در حالى که] اینها بهره‌اى گذرا از زندگانى دنیاست و سرانجام نیکو تنها نزد خداوند است.///مردم را حب شهوات نفسانی، از میل به زنها و فرزندان و همیان‌هایی از طلا و نقره و اسبهای نشان دار نیکو و چهارپایان و مزارع در نظر زیبا و دلفریب است، (لیکن) اینها متاع زندگانی (فانی) دنیاست و نزد خداست منزل بازگشت نیکو.///عشق به خواستنیها از جمله زنان و فرزندان [پسران‌] و مال هنگفت اعم از زر و سیم و اسبان نشاندار و چارپایان و کشتزاران، در چشم مردم آراسته شده است، اینها بهره [گذاری‌] زندگانی دنیاست، و نیک سرانجامی نزد خداوند است‌///محبت امور مادی، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسبهای ممتاز و چهارپایان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است؛ (تا در پرتو آن، آزمایش و تربیت شوند؛ ولی) اینها (در صورتی که هدف نهایی آدمی را تشکیل دهند،) سرمایه زندگی پست (مادی) است؛ و سرانجام نیک (و زندگی والا و جاویدان)، نزد خداست.///آراسته شد برای مردم دوستی شهوتها از زنان و فرزندان و پوستهای گاو آکنده از زر و سیم و اسبان داغ‌دار و دامها و کشت این است بهره زندگانی دنیا و خدا است نزد او نکو بازگشتنگاه‌///دوستی [: خواستنی] های شهوانی (گوناگون، اعم) از زنان و پسران و اموال فراوان، از زر و سیم و اسب‌های نشان‌دار و دام‌ها و کشتزار (ان)، برای مردمان آراسته شده‌؛ (لیکن) این‌ها بهره و سرمایه‌ی زندگی دنیاست. و بازگشت‌‌گاه نیکو تنها نزد خداست. quran_en_fa Say: Shall I give you glad tidings of things Far better than those? For the righteous are Gardens in nearness to their Lord, with rivers flowing beneath; therein is their eternal home; with companions pure (and holy); and the good pleasure of Allah. For in Allah's sight are (all) His servants,- بگو: آیا شما را به بهتر از این [امور] خبر دهم؟ برای آنان که [در همه شؤون زندگی] پرهیزکاری پیشه کرده‌اند، در نزد پروردگارشان بهشت هایی است که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، در آنجا جاودانه‌اند و [نیز برای آنان] همسرانی پاکیزه و خشنودی و رضایتی از سوی خداست؛ و خدا به بندگان بیناست.///بگو: آیا شما را به بهتر از این [امور] خبر دهم؟ برای آنان که [در همه شؤون زندگی] پرهیزکاری پیشه کرده‌اند، در نزد پروردگارشان بهشت هایی است که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، در آنجا جاودانه‌اند و [نیز برای آنان] همسرانی پاکیزه و خشنودی و رضایتی از سوی خداست؛ و خدا به بندگان بیناست.///بگو: آیا شما را به چیزهایى بهتر از اینها آگاه کنم؟ براى آنان که پرهیزگارى پیشه کنند، در نزد پروردگارشان بهشتهایى است که نهرها در آن روان است. اینان با زنان پاکیزه، در عین خشنودى خدا، جاودانه در آنجا خواهند بود. و خدا از حال بندگان آگاه است:///بگو: آیا شما را به بهتر از اینها خبر دهم؟ براى پرهیزگاران نزد پروردگارشان باغ‌هایى است که از پاى درختانش نهرها جارى است و در آن جاودانه بمانند و همسرانى پاکیزه و [از همه خوش‌تر] رضا و خرسندى خدا را دارند، و خداوند بر [احوال‌] بندگان بصیر است///بگو: «آیا شما را به بهتر از اینها خبر دهم؟ براى کسانى که تقوا پیشه کرده‌اند، نزد پروردگارشان باغهایى است که از زیر [درختان‌] آنها نهرها روان است؛ در آن جاودانه بمانند، و همسرانى پاکیزه و [نیز] خشنودى خدا [را دارند]، و خداوند به [امور] بندگان [خود] بیناست.///بگو: «آیا شما را به چیزی بهتر از اینها خبر دهم؟ براى کسانى که تقوا داشته باشند، نزد پروردگارشان باغ‌هایى [بهشتى] است که از زیر [درختان] آن نهرها جارى است. براى همیشه در آنجا [بهره‌مند] هستند. و همسرانى پاک [خواهند داشت] و رضا و خشنودى خداوند [شامل حالشان مى‌شود]. و خداوند به حال بندگان بیناست.»///(ای پیغمبر) بگو: می‌خواهید شما را آگاه گردانم به بهتر از اینها؟ برای آنان که تقوا پیشه کنند نزد خدا باغهای بهشتی است که در زیر درختان آن نهرها جاری است و در آن جاوید و متنعم هستند و زنان پاکیزه و آراسته‌ای و (از همه بهتر) خشنودی خدا، و خداوند به حال بندگان بیناست.///بگو آیا به بهتر از اینها آگاهتان کنم؟ برای پرهیزگاران نزد پروردگارشان بوستانهایی است که جویباران از فرودست آنها جاری است، جاودانه در آنند و جفتهای پاکیزه دارند و از خشنودی خداوند برخوردارند، و خدا بر [احوال‌] بندگانش بیناست‌///بگو: «آیا شما را از چیزی آگاه کنم که از این (سرمایه‌های مادی)، بهتر است؟» برای کسانی که پرهیزگاری پیشه کرده‌اند، (و از این سرمایه‌ها، در راه مشروع و حق و عدالت، استفاده می‌کنند،) در نزد پروردگارشان (در جهان دیگر)، باغهایی است که نهرها از پای درختانش می‌گذرد؛ همیشه در آن خواهند بود؛ و همسرانی پاکیزه، و خشنودی خداوند (نصیب آنهاست). و خدا به (امور) بندگان، بیناست.///بگو آیا آگهیتان دهم به بهتر از این آنان را که پرهیزکارند نزد پروردگارشان باغهائی است روان زیر آنها جویها جاودانند در آنها و زنانی پاک شده و خوشنودیی از خدا و خدا به بندگان است بینا///بگو: «آیا شما را به بهتر از این‌ها خبری مهم دهم‌؟ برای کسانی که تقوا پیشه کردند، نزد پروردگارشان باغستان‌هایی سر در هم است، که از زیر (درختان) شان نهرها روان است‌؛ حال آنکه در آنها جاودانه‌اند و (نیز برایشان) همسرانی پاکیزه و خشنودی‌ای از خداست.» و خدا به بندگان بسی بیناست. quran_en_fa (Namely), those who say: "Our Lord! we have indeed believed: forgive us, then, our sins, and save us from the agony of the Fire;"- آنان که می‌گویند: پروردگارا! قطعا ما ایمان آوردیم، پس گناهانمان را بیامرز وما را از عذاب آتش نگاه دار.///آنان که می‌گویند: پروردگارا! قطعا ما ایمان آوردیم، پس گناهانمان را بیامرز وما را از عذاب آتش نگاه دار.///کسانى که مى‌گویند: اى پروردگار ما، ایمان آوردیم. گناهان ما را بیامرز و ما را از عذاب آتش حفظ کن،///کسانى که مى‌گویند: پروردگارا! ایمان آوردیم پس گناهان ما را بیامرز و ما را از عذاب آتش در امان دار///همان کسانى که مى‌گویند: پروردگارا، ما ایمان آوردیم؛ پس گناهان ما را بر ما ببخش، و ما را از عذاب آتش نگاه دار.///[همان] کسانى که مى‌گویند: «پروردگارا! به راستى که ما ایمان آورده‌ایم، پس گناهان ما را ببخش و ما را از عذاب دوزخ، نگاه دار!»///آنان که (به درگاه الهی) عرضه دارند: پروردگارا: (به کرم خود) گناهان ما ببخش و ما را از عذاب جهنم نگاه دار.///آنان که می‌گویند پروردگارا ما ایمان آورده‌ایم گناهان ما را بیامرز و ما را از عذاب دوزخ در امان بدار///همان کسانی که می‌گویند: «پروردگارا! ما ایمان آورده‌ایم؛ پس گناهان ما را بیامرز، و ما را از عذاب آتش، نگاهدار!»///آنان که گویند پروردگارا ایمان آوردیم پس بیامرز برای ما گناهان ما را و نگه دار ما را از عذاب آتش‌///کسانی که می‌گویند: «پروردگارمان! ما بی‌گمان ایمان آوردیم، پس گناهانمان را برایمان بپوشان و ما را از عذاب آتش نگهدار.» quran_en_fa Those who show patience, Firmness and self-control; who are true (in word and deed); who worship devoutly; who spend (in the way of Allah); and who pray for forgiveness in the early hours of the morning. آنان که صبر کنندگان و راستگویان و فرمانبرداران و انفاق کنندگان و استغفار کنندگان در سحرهایند؛///آنان که صبر کنندگان و راستگویان و فرمانبرداران و انفاق کنندگان و استغفار کنندگان در سحرهایند؛///شکیبایان و راستگویان و فرمانبرداران و انفاق‌کنندگان و آنان که در سحرگاهان آمرزش مى‌طلبند.///[اینان‌] صابران و راستگویان و فرمانبران و انفاق کنندگان و استغفارگران در سحرگاهانند/// [اینانند] شکیبایان و راستگویان و فرمانبرداران و انفاق‌کنندگان و آمرزش‌خواهان در سحرگاهان.///[آنان] شکیبا و راستگویند و [در برابر خدا] فرمانبردار فروتن هستند و [در راه او] انفاق مى‌کنند و در سحرگاهان از خداوند، آمرزش مى‌طلبند.///آنان صابران و راستگویان و فرمانبرداران و انفاق کنندگان و استغفار کنندگان در سحرگاهانند.///آنان شکیبایان و راستگویان و فرمانبرداران و بخشندگان و استغفارگران سحرگاهانند///آنها که (در برابر مشکلات، و در مسیر اطاعت و ترک گناه،) استقامت می‌ورزند، راستگو هستند، (در برابر خدا) خضوع، و (در راه او) انفاق می‌کنند، و در سحرگاهان، استغفار می‌نمایند.///آن شکیبایان و راستگویان و فروتنان و بخشایندگان و استغفارکنندگان در سحرها///(به ویژه) شکیبایان و راستان و خاشعان و انفاق‌‌کنندگان، و پوشش‌خواهان در سحرگاهان را. quran_en_fa There is no god but He: That is the witness of Allah, His angels, and those endued with knowledge, standing firm on justice. There is no god but He, the Exalted in Power, the Wise. خدا در حالی که برپا دارنده عدل است [با منطق وحی، با نظام متقن آفرینش و با زبان همه موجودات] گواهی می‌دهد که هیچ معبودی جز او نیست؛ و فرشتگان و صاحبان دانش نیز گواهی می‌دهند که هیچ معبودی جز او نیست؛ معبودی که توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///خدا در حالی که برپا دارنده عدل است [با منطق وحی، با نظام متقن آفرینش و با زبان همه موجودات] گواهی می‌دهد که هیچ معبودی جز او نیست؛ و فرشتگان و صاحبان دانش نیز گواهی می‌دهند که هیچ معبودی جز او نیست؛ معبودی که توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///الله حکم کرد -و فرشتگان و دانشمندان نیز- که هیچ خدایى بر پاى دارنده عدل جز او نیست. خدایى جز او نیست که پیروزمند و حکیم است.///خدا که همواره نگاهبان عدل [و درستى‌] است گواهى مى‌دهد که جز او معبودى نیست و فرشتگان و دانشوران [نیز گواهى مى‌دهند] جز او معبودى نیست که شکست ناپذیر حکیم است///خدا که همواره به عدل، قیام دارد، گواهى مى‌دهد که جز او هیچ معبودى نیست؛ و فرشتگان [او] و دانشوران [نیز گواهى مى‌دهند که:] جز او، که توانا و حکیم است، هیچ معبودى نیست.///خدایى که همواره به عدل و قسط قیام دارد، گواهى داده که معبودى جز او نیست و فرشتگان و صاحبان دانش [نیز به یگانگى او گواهى داده‌اند]، جز او که مقتدر حکیم است، معبودى نیست.///خدا به یکتایی خود گواهی دهد که جز ذات اقدس او که نگهبان عدل و درستی است خدایی نیست، و فرشتگان و دانشمندان نیز به یکتایی او گواهی دهند؛ نیست خدایی جز او که (بر همه چیز) توانا و داناست.///خداوند که در دادگری استوار است و فرشتگان و عالمان [راستین‌] گواهی می‌دهند که خدایی جز او نیست، آری جز او که پیروزمند فرزانه است، خدایی نیست‌///خداوند، (با ایجاد نظام واحد جهان هستی،) گواهی می‌دهد که معبودی جز او نیست؛ و فرشتگان و صاحبان دانش، (هر کدام به گونه‌ای بر این مطلب،) گواهی می‌دهند؛ در حالی که (خداوند در تمام عالم) قیام به عدالت دارد؛ معبودی جز او نیست، که هم توانا و هم حکیم است.///گواهی داد خدا که نیست خدائی جز او و فرشتگان و دانشمندان قیام‌کننده به داد نیست خداوندی جز او عزتمند حکیم‌///خدا -که همواره به فضیلت قیام دارد- (خود) گواهی داده است که جز او هیچ خدایی نیست و فرشتگان و دانشمندان (نیز گواهی می‌دهند) جز او که توانای با عزت و حکمت است، هیچ خدایی نیست. quran_en_fa The Religion before Allah is Islam (submission to His Will): Nor did the People of the Book dissent therefrom except through envy of each other, after knowledge had come to them. But if any deny the Signs of Allah, Allah is swift in calling to account. مسلما دین [واقعی که همه پیامبران مبلغ آن بودند] نزد خدا، اسلام است. و اهل کتاب [درباره آن] اختلاف نکردند مگر پس از آنکه آنان را [نسبت به حقانیت آن] آگاهی و دانش آمد، این اختلاف به خاطر حسد و تجاوز میان خودشان بود؛ و هر کس به آیات خدا کافر شود [بداند که] خدا حسابرسی، سریع است.///مسلما دین [واقعی که همه پیامبران مبلغ آن بودند] نزد خدا، اسلام است. و اهل کتاب [درباره آن] اختلاف نکردند مگر پس از آنکه آنان را [نسبت به حقانیت آن] آگاهی و دانش آمد، این اختلاف به خاطر حسد و تجاوز میان خودشان بود؛ و هر کس به آیات خدا کافر شود [بداند که] خدا حسابرسی، سریع است.///هر آینه دین در نزد خدا دین اسلام است. و اهل کتاب راه خلاف نرفتند، مگر از آن پس که به حقانیت آن دین آگاه شدند، و نیز از روى حسد. آنان که به آیات خدا کافر شوند، بدانند که او به زودى به حسابها خواهد رسید.///در حقیقت، دین در نزد خدا همان اسلام است، و اهل کتاب در آن اختلاف نکردند مگر پس از آن که به حقانیت آن پى بردند، آن هم به خاطر حسد و رقابت میان خویش. و هر که به آیات خدا کافر شود [بداند که‌] خدا سریع الحساب است///در حقیقت، دین نزد خدا همان اسلام است. و کسانى که کتاب [آسمانى‌] به آنان داده شده، با یکدیگر به اختلاف نپرداختند مگر پس از آنکه علم براى آنان [حاصل‌] آمد، آن هم به سابقه حسدى که میان آنان وجود داشت. و هر کس به آیات خدا کفر ورزد، پس [بداند] که خدا زودشمار است.///دین [مورد پذیرش] نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب اختلافى نکردند، مگر بعد از آن که علم [به حقانیت اسلام] برایشان حاصل شد، [این اختلاف] از روى حسادت و دشمنى میان آنان بود. و هرکس به آیات خداوند کفر ورزد، پس [بداند که] خدا زودحساب است.///همانا دین (پسندیده) نزد خدا آیین اسلام است، و اهل کتاب راه اختلاف نپیمودند مگر پس از آگاهی به حقانیت آن، و این خلاف را از راه حسد در میان آوردند. و هر کس به آیات خدا کافر شود (بترسد که) محاسبه خدا زود خواهد بود.///دین خداپسند همانا اسلام است و اهل کتاب پس از آنکه علم یافتند، از رشک و رقابتی که با هم داشتند، اختلاف پیشه کردند و هر کس که آیات الهی را انکار کند [بداند که‌] خداوند زودشمار است‌///دین در نزد خدا، اسلام (و تسلیم بودن در برابر حق) است. و کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده شد، اختلافی (در آن) ایجاد نکردند، مگر بعد از آگاهی و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در میان خود؛ و هر کس به آیات خدا کفر ورزد، (خدا به حساب او می‌رسد؛ زیرا) خداوند، سریع الحساب است.///همانا دین نزد خدا اسلام است و اختلاف نکردند آنان که داده شدند کتاب را مگر پس از آنکه بیامدشان علم به ستمگری میان خویش و کسی که کفر ورزد به آیتهای خدا همانا خدا است شتابنده در حساب‌///بی گمان، دین [: اطاعت راستین] نزد خدا همان اسلام [: تسلیم شایسته و بایسته در برابر او] است. و کسانی که کتاب (آسمانی) به آنان داده شده، با یکدیگر اختلاف نکردند، مگر پس از آنکه علم (وحیانی) برایشان آمد؛ در حال تجاوز ظالمانه‌ای که میانشان بود. و هر کس به آیات خدا کافر شود، همواره خدا زودشمار است. quran_en_fa So if they dispute with thee, say: "I have submitted My whole self to Allah and so have those who follow me." And say to the People of the Book and to those who are unlearned: "Do ye (also) submit yourselves?" If they do, they are in right guidance, but if they turn back, Thy duty is to convey the Message; and in Allah's sight are (all) His servants. پس اگر با تو جدال و گفتگوی خصومت آمیز کردند، [فقط در پاسخشان] بگو: من و همه پیروانم وجود خود را تسلیم خدا کرده‌ایم. و به اهل کتاب و به بی سوادان [مشرک] بگو: آیا شما هم تسلیم شده‌اید؟ پس اگر تسلیم شوند، قطعا هدایت یافته‌اند، و اگر روی گرداندند [برتو دشوار و سخت نیاید] که آنچه بر عهده توست فقط ابلاغ [پیام خدا] ست؛ و خدا به بندگان بیناست.///پس اگر با تو جدال و گفتگوی خصومت آمیز کردند، [فقط در پاسخشان] بگو: من و همه پیروانم وجود خود را تسلیم خدا کرده‌ایم. و به اهل کتاب و به بی سوادان [مشرک] بگو: آیا شما هم تسلیم شده‌اید؟ پس اگر تسلیم شوند، قطعا هدایت یافته‌اند، و اگر روی گرداندند [برتو دشوار و سخت نیاید] که آنچه بر عهده توست فقط ابلاغ [پیام خدا] ست؛ و خدا به بندگان بیناست.///اگر با تو به داورى برخیزند بگوى: من و پیروانم در دین خویش به خدا اخلاص ورزیدیم. به اهل کتاب و مشرکان بگو: آیا شما هم به خدا اخلاص ورزیده‌اید؟ اگر اخلاص ورزیده‌اند پس هدایت یافته‌اند و اگر رویگردان شده‌اند، بر تو تبلیغ است و بس، و خدا بندگان را مى‌بیند.///پس اگر با تو به محاجه برخاستند بگو: من و هر که پیرو من است روى دل به خدا سپردیم. و به کسانى که کتاب داده شدند و به بى‌سوادان [مشرک که کتاب ندارند،] بگو: آیا اسلام آوردید؟ پس اگر مسلمان شدند قطعا هدایت یافته‌اند، و اگر روى برتافتند تنها رساندن پیام ب///پس اگر با تو به محاجه برخاستند، بگو: «من خود را تسلیم خدا نموده‌ام، و هر که مرا پیروى کرده [نیز خود را تسلیم خدا نموده است‌].» و به کسانى که اهل کتابند و به مشرکان بگو: «آیا اسلام آورده‌اید؟» پس اگر اسلام آوردند، قطعا هدایت یافته‌اند، و اگر روى برتافتند، فقط رساندن پیام بر عهده توست، و خداوند به [امور] بندگان بیناست.///پس اگر با تو به گفتگو و ستیز و محاجه برخاستند، بگو: «من و پیروانم با تمام وجود در برابر خداوند تسلیم شده‌ایم.» و به اهل کتاب و امیین [مشرکان بى‌سواد مکه] بگو: «آیا شما هم تسلیم شده‌اید؟» پس اگر تسلیم شدند و اسلام آوردند، هدایت یافته‌اند، و اگر سرپیچى کردند، وظیفه تو فقط رساندن دعوت الهى است، [نه اجبار و اکراه،] و خداوند به حال بندگان بیناست.///پس اگر با تو (برای مخالفت با دین حق، به باطل) احتجاج کنند، بگو: من و پیروانم خود را تسلیم امر خدا نموده‌ایم. و بگو با اهل کتاب و با امیان: آیا شما هم (چون حق پدیدار شود) تسلیم حق شده و ایمان آرید؟ و چنانچه ایمان آرند هدایت یافته‌اند و اگر (از حق) روی گردانند بر تو چیزی جز تبلیغ (دین خدا) نیست و خداوند به حال بندگان بیناست.///و اگر با تو محاجه کردند بگو من و هر آن کس که پیرو من است روی دل به سوی خداوند می‌نهیم، و به اهل کتاب و قوم بی‌کتاب [مشرکان عرب‌] بگو آیا اسلام می‌آورید؟ اگر اسلام آوردند، به راستی راهیاب شده‌اند و اگر رویگردان شدند، همین رساندن پیام بر تو است و خداوند بر [احوال‌] بندگانش بیناست‌///اگر با تو، به گفتگو و ستیز برخیزند، (با آنها مجادله نکن! و) بگو: «من و پیروانم، در برابر خداوند (و فرمان او)، تسلیم شده‌ایم.» و به آنها که اهل کتاب هستند [= یهود و نصاری‌] و بی‌سوادان [= مشرکان‌] بگو: «آیا شما هم تسلیم شده‌اید؟» اگر (در برابر فرمان و منطق حق، تسلیم شوند، هدایت می‌یابند؛ و اگر سرپیچی کنند، (نگران مباش! زیرا) بر تو، تنها ابلاغ (رسالت) است؛ و خدا نسبت به (اعمال و عقاید) بندگان، بیناست.///پس اگر با تو در ستیزند بگو روی آوردم به سوی خدا و آنکه مرا پیروی کرد و بگو بدانان که داده شدند کتاب را و امیون (مادرزادگان یا ناخوانایان) آیا اسلام آوردید پس اگر اسلام آوردند همانا هدایت یافتند و اگر پشت کردند نیست بر تو جز رساندن و خدا به بندگان است بینا///پس اگر با تو به محاجه برخاستند، بگو: «من (تمام) چهره‌ی (هستی) خود را برای خدا تسلیم نمودم و (نیز) هر که مرا پیروی کرد و برای کسانی که به آنان کتاب (وحیانی) داده شده.» و (نیز) به ناآگاهان (از کتاب‌های وحیانی) بگو: آیا (در برابر خدا) تسلیم شدید؟» پس اگر تسلیم شدند، به‌راستی هدایت یافته‌اند و اگر روی برتافتند، تنها رساندن پیام (ربانی) بر (عهده‌ی) تو است‌. و خدا به (امور) بندگان بسی بیناست. quran_en_fa As to those who deny the Signs of Allah and in defiance of right, slay the prophets, and slay those who teach just dealing with mankind, announce to them a grievous penalty. کسانی که پیوسته به آیات خدا کفر می‌ورزند، و همواره پیامبران را به ناحق می‌کشند، و از مردم کسانی را که امر به عدالت می‌کنند به قتل می‌رسانند، پس آنان را به عذابی دردناک بشارت ده.///کسانی که پیوسته به آیات خدا کفر می‌ورزند، و همواره پیامبران را به ناحق می‌کشند، و از مردم کسانی را که امر به عدالت می‌کنند به قتل می‌رسانند، پس آنان را به عذابی دردناک بشارت ده.///کسانى را که به آیات خدا ایمان نمى‌آورند، و پیامبران را به ناحق مى کشند و مردمى را که از روى عدل فرمان مى‌دهند مى‌کشند، به عذابى دردآور بشارت ده.///کسانى که آیات الهى را انکار مى‌کنند و به ناحق پیامبران را مى‌کشند و مردمى را که به عدالت فرمان مى‌دهند به قتل مى‌رسانند، آنها را به عذابى دردناک بشارت ده///کسانى که به آیات خدا کفر مى‌ورزند، و پیامبران را بناحق مى‌کشند، و دادگستران را به قتل مى‌رسانند، آنان را از عذابى دردناک خبر ده.///به راستى کسانى که به آیات خداوند کفر مى‌ورزند و پیامبران را به ناحق مى‌کشند و مردمى را که فرمان به عدالت مى‌دهند، به قتل مى‌رسانند، پس آنان را به عذابى دردناک بشارت ده!///همانا آنان که به آیات خدا کافر شوند و انبیاء را بی‌جرم و به ناحق بکشند و آن مردمی را که (خلق را) به درستی و عدل خوانند به قتل رسانند، آنها را به عذاب دردناک بشارت ده.///به کسانی که آیات الهی را انکار می‌کنند و پیامبران را به ناحق می‌کشند و دادگستران را به قتل می‌رسانند، از عذابی دردناک خبر ده‌///کسانی که نسبت به آیات خدا کفر می‌ورزند و پیامبران را بناحق می‌کشند، و (نیز) مردمی را که امر به عدالت می‌کنند به قتل می‌رسانند، و به کیفر دردناک (الهی) بشارت ده!///همانا آنان که کفر ورزند به آیتهای خدا و بکشند پیمبران را به ناحق و بکشند آنان را که امر کنند به دادگری از مردم پس آگهیشان ده به عذابی دردناک‌///بی‌گمان کسانی‌که به آیات خدا کفر می‌ورزند، و پیامبران برجسته را به ناحق می‌کشند و مردمانی را (هم) که به فضیلت فرمان می‌دهند می‌کشند، آنان را از عذابی دردناک نوید ده. quran_en_fa They are those whose works will bear no fruit in this world and in the Hereafter nor will they have anyone to help. آنان کسانی اند که اعمالشان در دنیا و آخرت تباه و بی اثر شده، و برای آنان هیچ یاوری نخواهد بود.///آنان کسانی اند که اعمالشان در دنیا و آخرت تباه و بی اثر شده، و برای آنان هیچ یاوری نخواهد بود.///اعمال اینان در دنیا و آخرت تباه شده است و هیچ یاورى ندارند.///آنها کسانى هستند که در دنیا و آخرت اعمالشان به هدر رفته و براى آنان هیچ یاورى نخواهد بود///آنان کسانى‌اند که در [این‌] دنیا و [در سراى‌] آخرت، اعمالشان به هدر رفته و براى آنان هیچ یاورى نیست.///آنان کسانى هستند که اعمالشان در دنیا و آخرت تباه شده و هیچ یاورى ندارند.///آنهایند که اعمالشان در دنیا و آخرت تباه گردیده و کسی آنها را (برای نجات از عذاب) یاری نخواهد کرد.///اینان کسانی هستند که اعمالشان در دنیا و آخرت تباه شده است و یاورانی ندارند///آنها کسانی هستند که اعمال (نیکشان، به خاطر این گناهان بزرگ،) در دنیا و آخرت تباه شده، و یاور و مددکار (و شفاعت کننده‌ای) ندارند.///آنانند که تباه شد کارهای ایشان در دنیا و آخرت و نیستشان یارانی‌///ایشان کسانی‌اند که در دنیا و آخرت، اعمالشان به هدر رفته و برایشان هیچ یاورانی نیست. quran_en_fa Hast thou not turned Thy vision to those who have been given a portion of the Book? They are invited to the Book of Allah, to settle their dispute, but a party of them Turn back and decline (The arbitration). آیا به کسانی که بهره‌ای اندک از کتاب [تورات و انجیل] به آنان داده شده ننگریستی که به سوی کتاب خدا خوانده می‌شوند تا در میان آنان [درباره احکام الهی و نبوت پیامبر اسلام] داوری کنند؟ سپس گروهی از آنان در حالی که اعراض کننده [از حق و حقیقت] اند، روی می‌گردانند.///آیا به کسانی که بهره‌ای اندک از کتاب [تورات و انجیل] به آنان داده شده ننگریستی که به سوی کتاب خدا خوانده می‌شوند تا در میان آنان [درباره احکام الهی و نبوت پیامبر اسلام] داوری کنند؟ سپس گروهی از آنان در حالی که اعراض کننده [از حق و حقیقت] اند، روی می‌گردانند.///آیا آنان را ندیدى که از کتاب بهره‌اى یافته بودند، چون دعوت شدند تا کتاب خدا درباره آنها حکم کند گروهى از ایشان بازگشتند و اعراض کردند؟///آیا کسانى را که بهره‌اى از کتاب یافته‌اند ندیدى که چون به کتاب خدا فراخوانده مى‌شوند تا میانشان حکم کند، گروهى از آنان به حال اعراض پشت مى‌کنند///آیا داستان کسانى را که بهره‌اى از کتاب [تورات‌] یافته‌اند ندانسته‌اى که چون به سوى کتاب خدا فرا خوانده مى‌شوند تا میانشان حکم کند، آنگه گروهى از آنان به حال اعراض، روى برمى‌تابند؟///آیا ندیدى کسانى را که از کتاب [تورات] بهره‌اى داشتند؟ چون به کتاب الهى دعوت مى‌شوند تا میانشان حکم کند، گروهى از آنان روى مى‌گردانند، در حالى که [از قبول حق] ابا دارند.///آیا ننگریستی آنهایی را که بهره‌ای از کتاب داده‌اند که چون دعوت شوند تا کتاب خدا بر آنها حکم کند گروهی از آنان (از حکم حق) روی گردانند و از آن دوری گزینند؟///آیا داستان کسانی را که بهره‌ای از کتاب الهی دارند، ندانسته‌ای که چون برای داوری در میانشان، ایشان را به کتاب الهی [تورات‌] بازخوانند، آنگاه گروهی از آنان سر برتافته، رویگردان می‌شوند///آیا ندیدی کسانی را که بهره‌ای از کتاب (آسمانی) داشتند، به سوی کتاب الهی دعوت شدند تا در میان آنها داوری کند، سپس گروهی از آنان، (با علم و آگاهی،) روی می‌گردانند، در حالی که (از قبول حق) اعراض دارند؟///آیا ندیدی آنان را که داده شدند بهره‌ای را از کتاب خوانده می‌شوند به کتاب خدا تا حکم کند میانشان پس پشت کنند گروهی از ایشان حالی که روگردانند///آیا فراسوی کسانی که بهره‌ای از کتاب (وحیانی) یافته‌اند ننگریسته‌ای؟ حال آنکه سوی کتاب خدا فراخوانده می‌شوند تا میانشان حکم کند، سپس گروهی از آنان به حال اعراض، روی بر می‌تابند. quran_en_fa This because they say: "The Fire shall not touch us but for a few numbered days": For their forgeries deceive them as to their own religion. این روی گردانی به خاطر آن است که گفتند: هرگز آتش [دوزخ در روز قیامت] جز چند روزی به ما نمی‌رسد و آنچه همواره افترا و دروغ [به خدا] می‌بستند، آنان را در دینشان مغرور کرده است.///این روی گردانی به خاطر آن است که گفتند: هرگز آتش [دوزخ در روز قیامت] جز چند روزی به ما نمی‌رسد و آنچه همواره افترا و دروغ [به خدا] می‌بستند، آنان را در دینشان مغرور کرده است.///و این بدان سبب بود که مى‌گفتند: جز چند روزى آتش دوزخ به ما نرسد. و این دروغ که بر خود بسته بودند در دین خود فریبشان داد.///این بدان سبب است که آنها گفتند: هرگز آتش جز چند روزى به ما نخواهد رسید، و دروغ‌ها که مى‌ساختند آنها را در دینشان فریب داد///این بدان سبب بود که آنان [به پندار خود] گفتند: «هرگز آتش جز چند روزى به ما نخواهد رسید»، و برساخته‌هایشان آنان را در دینشان فریفته کرده است.///این [روى‌گردانى] براى آن بود که اهل کتاب می‌گفتند: «هرگز آتش دوزخ جز چند روزى به ما نمى‌رسد.» و این افتراها [و خیال‌بافى‌ها] آنان را در دینشان فریفته ساخت. [و گرفتار انواع گناهان شدند.]///بدین سبب که گویند: ما را هرگز در آتش جز روزهایی چند عذاب نکنند. و این سخنان باطل که به دروغ بر خود بسته‌اند آنها را در دین خود مغرور گردانیده است.///این از آن است که می‌گویند آتش دوزخ جز چند روز اندکشمار به ما نمی‌رسد، و برساخته‌هایشان آنان را در دینشان فریفته کرده است‌///این عمل آنها، به خاطر آن است که می‌گفتند: «آتش (دوزخ)، جز چند روزی به ما نمی‌رسد. (و کیفر ما، به خاطر امتیازی که بر اقوام دیگر داریم، بسیار محدود است.)» این افترا (و دروغی که به خدا بسته بودند،) آنها را در دینشان مغرور ساخت (و گرفتار انواع گناهان شدند).///این بدان است که گفتند نرسد ما را آتش جز روزکی چند و بفریفتشان در دینشان آنچه دروغ می‌بستند///همانا این از آن‌رو بود که آنان (به پندار خود) گفتند: «هرگز آتش جز چند روزی ما را لمس نخواهد کرد.» و آنچه که بر خدا افترا می‌بسته‌اند آنان را در دینشان فریفته و مغرور کرده است.» quran_en_fa But how (will they fare) when we gather them together against a day about which there is no doubt, and each soul will be paid out just what it has earned, without (favour or) injustice? پس چه خواهند کرد، هنگامی که آنان را برای روزی که هیچ شکی در آن نیست گرد آوریم، و به هر کس آنچه [از نیک و بد] به دست آورده، به طور کامل داده شود، و آنان مورد ستم قرار نخواهند گرفت.///پس چه خواهند کرد، هنگامی که آنان را برای روزی که هیچ شکی در آن نیست گرد آوریم، و به هر کس آنچه [از نیک و بد] به دست آورده، به طور کامل داده شود، و آنان مورد ستم قرار نخواهند گرفت.///حالشان چگونه خواهد بود در آن روز بى‌تردید، وقتى که همه را گرد آوریم، تا پاداش عمل هر کس داده شود، بى‌آنکه بر کسى ستمى رود؟///پس چگونه خواهد بود آن‌گاه که آنان را در روزى که در آن تردیدى نیست گرد آوریم و به هر کس نتیجه دستاوردش به تمامى داده شود و بر آنها ستمى نرود///پس چگونه خواهد بود [حالشان‌] آنگاه که آنان را در روزى که هیچ شکى در آن نیست گرد آوریم؛ و به هر کس [پاداش‌] دستاوردش به تمام [و کمال‌] داده شود و به آنان ستم نرسد؟///پس [کسانى که گمان مى‌کنند از قهر خداوند دورند،] چگونه خواهد بود حالشان، آن‌گاه که آنان را در روزى که شکى در آن نیست، گرد آوریم و به هر کس [پاداش یا کیفر] آنچه انجام داده، به طور کامل داده شود؟ و به آنان ستم نخواهد شد.///پس چگونه خواهد بود حال آنها هنگامی که جمع آوریم آنان را در روزی که هیچ شکی در آن نیست؟ و هر کس به تمام جزای اعمال خود خواهد رسید و به کسی ستم نخواهد شد.///تا اینان در روزی که شکی در فرارسیدن آن نیست و گردشان آوریم و به هرکس جزای کردارش به تمامی داده شود و بر هیچ کس ستم نرود، چه خواهند کرد؟///پس چه گونه خواهند بود هنگامی که آنها را برای روزی که شکی در آن نیست [= روز رستاخیز] جمع کنیم، و به هر کس، آنچه (از اعمال برای خود) فراهم کرده، بطور کامل داده شود؟ و به آنها ستم نخواهد شد (زیرا محصول اعمال خود را می‌چینند).///پس چگونه است هنگامی که گرد آوریمشان برای روزی که نیست شکی در آن و داده شود به هر کس هر آنچه دست آورده است و ستم نشوند///پس چگونه خواهد بود آن هنگام (و هنگامه) که آنان را - برای روزی که هرگز شکی مستند در آن نیست - گرد آوریم! به هر کس دستاوردش به تمام (و کمال) داده شود، در حالی که به آنان ستمی نرسد. quran_en_fa Say: "O Allah! Lord of Power (And Rule), Thou givest power to whom Thou pleasest, and Thou strippest off power from whom Thou pleasest: Thou enduest with honour whom Thou pleasest, and Thou bringest low whom Thou pleasest: In Thy hand is all good. Verily, over all things Thou hast power. بگو: خدایا! ای مالک همه موجودات! به هر که خواهی حکومت می‌دهی و از هر که خواهی حکومت را می‌ستانی، و هر که را خواهی عزت می‌بخشی و هر که را خواهی خوار و بی مقدار می‌کنی، هر خیری به دست توست، یقینا تو بر هر کاری توانایی.///بگو: خدایا! ای مالک همه موجودات! به هر که خواهی حکومت می‌دهی و از هر که خواهی حکومت را می‌ستانی، و هر که را خواهی عزت می‌بخشی و هر که را خواهی خوار و بی مقدار می‌کنی، هر خیری به دست توست، یقینا تو بر هر کاری توانایی.///بگو: بار خدایا، تویى دارنده ملک. به هر که بخواهى ملک مى‌دهى و از هر که بخواهى ملک مى‌ستانى. هر کس را که بخواهى عزت مى‌دهى و هر کس را که بخواهى ذلت مى‌دهى. همه نیکیها به دست توست و تو بر هر کارى توانایى.///بگو: بار الها! [اى‌] صاحب فرمانروایى! به هر که خواهى حکومت مى‌دهى و از هر که خواهى باز مى‌ستانى، و هر که را خواهى عزت مى‌بخشى و هر که را خواهى خوار مى‌کنى، [سر رشته‌] همه خیرات به دست توست و تو بر هر کارى توانایى///بگو: «بار خدایا، تویى که فرمانفرمایى؛ هر آن کس را که خواهى، فرمانروایى بخشى؛ و از هر که خواهى، فرمانروایى را باز ستانى؛ و هر که را خواهى، عزت بخشى؛ و هر که را خواهى، خوار گردانى؛ همه خوبیها به دست توست، و تو بر هر چیز توانایى.»///بگو: «خداوندا! تو صاحب فرمان و سلطنتى! به هر کس بخواهى، [طبق مصلحت و حکمت خود] حکومت مى‌دهى و از هر کس بخواهى، حکومت را مى‌گیرى و هر که را بخواهى، عزت مى‌بخشى و هر که را بخواهى، خوار مى‌کنى. همه خیرها تنها به دست توست. تو بر هر چیز توانایى!///بگو (ای پیغمبر): بار خدایا، ای پادشاه ملک هستی، تو هر که را خواهی ملک و سلطنت بخشی و از هر که خواهی ملک و سلطنت بازگیری، و هر که را خواهی عزت دهی و هر که را خواهی خوار گردانی، هر خیر و نیکویی به دست توست و تنها تو بر هر چیز توانایی.///بگو خداوندا، ای فرمانفرمای هستی، به هرکس که خواهی فرمانروایی بخشی و از هرکس که خواهی فرمانروایی بازستانی، و تویی که هرکس را که خواهی گرامی داری و هرکسی را که خواهی خوارکنی، [سررشته‌] خیر به دست توست، تو بر هر کار توانایی‌///بگو: «بارالها! مالک حکومتها تویی؛ به هر کس بخواهی، حکومت می‌بخشی؛ و از هر کس بخواهی، حکومت را می‌گیری؛ هر کس را بخواهی، عزت می‌دهی؛ و هر که را بخواهی خوار می‌کنی. تمام خوبیها به دست توست؛ تو بر هر چیزی قادری.///بگو بار خدایا دارنده پادشاهی (فرمانروائی) دهی پادشاهی را به هر که خواهی و بستانیش از هر که خواهی و عزیز گردانی هر که را خواهی و خوار کنی هر که را خواهی به دست تو است خیر همانا توئی بر همه چیز توانا///بگو: «بار خدایا! ای مالک فرمانفرمایی! هر آن کس را که خواهی فرمان‌روایی بخشی و از هر که خواهی، فرمان‌روایی را بازستانی و هر که را خواهی، عزت می‌بخشی و هر که را خواهی، خوار می‌گردانی. همه‌ی خوبی‌ها تنها به دست تو است‌، تو به‌درستی بر هر چیزی توانایی. ‌» quran_en_fa "Thou causest the night to gain on the day, and thou causest the day to gain on the night; Thou bringest the Living out of the dead, and Thou bringest the dead out of the Living; and Thou givest sustenance to whom Thou pleasest, without measure." شب را در روز در می‌آوری و روز را در شب در می‌آوری، و زنده را از مرده بیرون می‌آوری و مرده را از زنده بیرون می‌آوری؛ و هر که را بخواهی بی حساب روزی می‌دهی.///شب را در روز در می‌آوری و روز را در شب در می‌آوری، و زنده را از مرده بیرون می‌آوری و مرده را از زنده بیرون می‌آوری؛ و هر که را بخواهی بی حساب روزی می‌دهی.///از شب مى‌کاهى و به روز مى‌افزایى و از روز مى‌کاهى و به شب مى‌افزایى. زنده را از مرده بیرون مى‌آورى و مرده را از زنده. و به هر که بخواهى بى‌حساب روزى مى‌دهى.///شب را در روز و روز را در شب داخل مى‌کنى، و زنده را از مرده و مرده را از زنده، بیرون مى‌آورى، و هر که را خواهى بى‌حساب روزى مى‌دهى///شب را به روز در مى‌آورى، و روز را به شب در مى‌آورى؛ و زنده را از مرده بیرون مى آورى، و مرده را از زنده خارج مى‌سازى؛ و هر که را خواهى، بى‌حساب روزى مى‌دهى.///تو شب را به روز و روز را به شب درآورى و زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون آورى و به هر کس بخواهى، بى‌شمار روزى مى‌دهى.»///شب را در پرده روز نهان سازی، و روز را در حجاب شب ناپدید گردانی، زنده را از مرده و مرده را از زنده برانگیزی، و به هر که خواهی روزی بی‌حساب عطا کنی.///از شب بکاهی و بر روز بیفزایی و از روز بکاهی و بر شب بیفزایی، و زنده را از مرده برآوری و مرده را از زنده، و هرکس را که خواهی بی‌حساب روزی دهی‌///شب را در روز داخل می‌کنی، و روز را در شب؛ و زنده را از مرده بیرون می‌آوری، و مرده را زنده؛ و به هر کس بخواهی، بدون حساب، روزی می‌بخشی.»///فرو بری شب را در روز و فرو بری روز را در شب و برون آری زنده را از مرده و بیرون آوری مرده را از زنده و روزی دهی هر که را خواهی بی‌شمار///«شب را در روز فرو می‌بری و روز را در شب فرو می‌بری، و زنده را از مرده بیرون می‌آوری، و مرده را از زنده بیرون می‌آوری، و هر که را خواهی بی‌حساب روزی می‌دهی.» quran_en_fa Let not the believers Take for friends or helpers Unbelievers rather than believers: if any do that, in nothing will there be help from Allah: except by way of precaution, that ye may Guard yourselves from them. But Allah cautions you (To remember) Himself; for the final goal is to Allah. مؤمنان نباید کافران را به جای اهل ایمان، سرپرست و دوست بگیرند؛ و هر کس چنین کند در هیچ پیوند و رابطه‌ای با خدا نیست، مگر آنکه بخواهید به سبب دفع خطری که متوجه شماست از آنان تقیه کنید؛ خدا شما را از [عذاب] خود بر حذر می‌دارد، و بازگشت [همه] به سوی خداست.///مؤمنان نباید کافران را به جای اهل ایمان، سرپرست و دوست بگیرند؛ و هر کس چنین کند در هیچ پیوند و رابطه‌ای با خدا نیست، مگر آنکه بخواهید به سبب دفع خطری که متوجه شماست از آنان تقیه کنید؛ خدا شما را از [عذاب] خود بر حذر می‌دارد، و بازگشت [همه] به سوی خداست.///نباید مؤمنان، کافران را به جاى مؤمنان به دوستى برگزینند. پس هر که چنین کند او را با خدا رابطه‌اى نیست. مگر اینکه از آنها بیمناک باشید. و خدا شما را از خودش مى‌ترساند که بازگشت به سوى اوست.///مؤمنان نباید کافران را به جاى مؤمنان دوست بگیرند، و هر که چنین کند او را با خدا کارى نباشد [و از او بریده است‌] مگر این که از آنان به نوعى تقیه کنید. و خدا شما را از خود بر حذر مى‌دارد و [بدانید که‌] بازگشت [نهایى‌] به سوى خداوند است///مؤمنان نباید کافران را -به جاى مؤمنان- به دوستى بگیرند؛ و هر که چنین کند، در هیچ چیز [او را] از [دوستى‌] خدا [بهره‌اى‌] نیست، مگر اینکه از آنان به نوعى تقیه کند و خداوند، شما را از [عقوبت‌] خود مى‌ترساند، و بازگشت [همه‌] به سوى خداست.///نباید اهل ایمان، به جاى مؤمنان، کافران را دوست و سرپرست خود برگزینند و هر کس چنین کند، نزد خدا هیچ ارزشى ندارد، مگر آن که از کفار تقیه کنید و خداوند شما را از [نافرمانى] خود بر حذر مى‌دارد و بازگشت [شما] به سوى خداست.///نباید اهل ایمان، مؤمنان را وا گذاشته و از کافران دوست گزینند، و هر که چنین کند رابطه او با خدا مقطوع است مگر برای در حذر بودن از شر آنها (تقیه کنند). و خدا شما را از (عقاب) خود می‌ترساند و بازگشت همه به سوی خدا خواهد بود.///مؤمنان نباید که کافران را -به جای مؤمناندوست بگیرند، و هرکس چنین کند از [لطف و ولایت‌] خداوند بی‌بهره است، مگر آنکه از آنان به نوعی تقیه کنید، و خداوند شما را از خویش بر حذر می‌دارد، و بازگشت به سوی خداوند است‌///افراد باایمان نباید به جای مؤمنان، کافران را دوست و سرپرست خود انتخاب کنند؛ و هر کس چنین کند، هیچ رابطه‌ای با خدا ندارد (و پیوند او بکلی از خدا گسسته می‌شود)؛ مگر اینکه از آنها بپرهیزید (و به خاطر هدفهای مهمتری تقیه کنید). خداوند شما را از (نافرمانی) خود، برحذر می‌دارد؛ و بازگشت (شما) به سوی خداست.///نگیرند مؤمنان کافران را دوستانی جز مؤمنان و آنکس که بکند این کار را نیست از خدا در چیزی مگر آنکه پرهیز کنید از ایشان پرهیزی و بیم دهد شما را خدا از خویشتن و به سوی خدا است بازگشت‌///مؤمنان هرگز نباید کافران را - به جای مؤمنان - (به عنوان اولیاء) سرپرستان و دوستانی برگیرند، و هر که چنان کند، در هیچ چیزی او را از (ولایت) خدا (بهره‌ای) نیست، مگر اینکه از آنان به گونه‌ای (شایسته) تقیه (و خودنگهبانی) کنید. خدا شما را از خود بر حذر می‌دارد. و بازگشت (همه) تنها سوی خداست. quran_en_fa Say: "Whether ye hide what is in your hearts or reveal it, Allah knows it all: He knows what is in the heavens, and what is on earth. And Allah has power over all things. بگو: اگر آنچه [از نیت‌های فاسد و افکار باطل] در سینه‌های شماست، پنهان دارید یا آشکار کنید، خدا آن را می‌داند. و نیز آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است، می‌داند و خدا بر هر چیز تواناست.///بگو: اگر آنچه [از نیت‌های فاسد و افکار باطل] در سینه‌های شماست، پنهان دارید یا آشکار کنید، خدا آن را می‌داند. و نیز آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است، می‌داند و خدا بر هر چیز تواناست.///بگو: هر چه در دل دارید، چه پنهانش کنید و چه آشکارش سازید، خدا به آن آگاه است. او هر چه را که در آسمانها و زمین است مى‌داند و بر هر کارى تواناست.///بگو: اگر آنچه را که در سینه‌هاى شماست نهان کنید، یا عیان کنید خدا آن را مى‌داند، و هر آنچه را در آسمان‌ها و زمین است مى‌داند، و خدا بر هر چیزى تواناست. بازگشت، سرنوشت. ان تخفوا (خفى): اگر مخفى کنید. ما فى صدورکم: آنچه در دل‌هاى شماست. او تبدوا (بدو)///بگو: «اگر آنچه در سینه‌هاى شماست نهان دارید یا آشکارش کنید، خدا آن را مى داند، و [نیز] آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است مى‌داند، و خداوند بر هر چیزى تواناست.»///بگو: «اگر آنچه در سینه‌ها دارید، پنهان سازید یا آشکار نمایید، خداوند آن را مى‌داند و [نیز] آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است، مى‌داند و خدا بر هر چیز تواناست.»///(ای پیغمبر) بگو: هر چه را در دل پنهان داشته و یا آشکار کنید خدا به همه آنها آگاه است و به هر چه در آسمانها و زمین است داناست، و خدا (به قدرت کامله) بر همه چیز تواناست.///بگو اگر مافی‌الضمیرتان را پنهان بدارید یا آشکار کنید، خداوند آن را می‌داند و آنچه در آسمانها و زمین است [هم‌] می‌داند، و خداوند بر هر کاری تواناست‌///بگو: «اگر آنچه را در سینه‌های شماست، پنهان دارید یا آشکار کنید، خداوند آن را می‌داند؛ و (نیز) از آنچه در آسمانها و زمین است، آگاه می‌باشد؛ و خداوند بر هر چیزی تواناست.///بگو اگر پنهان سازید آنچه را در سینه‌های شما است یا آشکار کنید بداندش خدا و می‌داند آنچه را در آسمانها است و آنچه در زمین و خدا بر هر چیزی توانا است‌///بگو: «اگر آنچه در سینه‌هایتان نهان دارید یا آشکار کنید، خدا آن را می‌داند و (نیز) آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است می‌داند و خدا بر هر چیزی تواناست. quran_en_fa "On the Day when every soul will be confronted with all the good it has done, and all the evil it has done, it will wish there were a great distance between it and its evil. But Allah cautions you (To remember) Himself. And Allah is full of kindness to those that serve Him." روزی که هر کس آنچه را از کار نیک انجام داده و آنچه را از کار زشت مرتکب شده حاضر شده می‌یابد، و آرزو می‌کند که‌ای کاش میان او و کارهای زشتش زمان دور و درازی فاصله بود. و خدا شما را از [عذاب] خود برحذر می‌دارد؛ و خدا به بندگان مهربان است.///روزی که هر کس آنچه را از کار نیک انجام داده و آنچه را از کار زشت مرتکب شده حاضر شده می‌یابد، و آرزو می‌کند که‌ای کاش میان او و کارهای زشتش زمان دور و درازی فاصله بود. و خدا شما را از [عذاب] خود برحذر می‌دارد؛ و خدا به بندگان مهربان است.///روزى که هر کس کارهاى نیک و کارهاى بد خود را در برابر خود حاضر بیند، آرزو کند که‌اى کاش میان او و کردار بدش فاصله‌اى بزرگ بود. خداوند شما را از خودش مى‌ترساند. و خدا به بندگانش مهربان است.///روزى که هر کس هر آنچه از نیک و بد کرده است حاضر مى‌یابد و آرزو مى‌کند کاش میان او و کار بدش فاصله‌اى دور بود، و خدا شما را از [کیفر] خود برحذر مى‌دارد، و خدا به بندگان رئوف است///روزى که هر کسى آنچه کار نیک به جاى آورده و آنچه بدى مرتکب شده، حاضر شده مى یابد؛ و آرزو مى‌کند: کاش میان او و آن [کارهاى بد] فاصله‌اى دور بود. و خداوند، شما را از [کیفر] خود مى‌ترساند، و [در عین حال‌] خدا به بندگان [خود] مهربان است.///روزى که هر کس، هر کار نیکى انجام داده، حاضر بیابد و آرزو مى‌کند اى کاش بین او و هر چه بدى کرده، فاصله‌اى دور مى‌بود. و خداوند شما را از [مخالفت امرش] بر حذر مى‌دارد و [در عین حال] خداوند به بندگان مهربان است.///روزی که هر شخصی هر کار نیکو کرده همه را پیش روی خود حاضر بیند و نیز آنچه بد کرده؛ آرزو کند که‌ای کاش میان او و کار بدش به مسافتی دور جدایی بود! و خداوند شما را از (عقاب) خود می‌ترساند، و خداوند در حق بندگان بسی مهربان است.///[یاد کنید از] روزی که هرکس هر آنچه از نیکی و بدی کرده است، حاضر یابد، و آرزو کند که مگر بین او و کار بدش فرسنگها فاصله باشد، و خداوند شما را از خودش بر حذر می‌دارد، و خدا به بندگانش رئوف است‌///روزی که هر کس، آنچه را از کار نیک انجام داده، حاضر می‌بیند؛ و آرزو می‌کند میان او، و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زمانی زیادی باشد. خداوند شما را از (نافرمانی) خودش، برحذر می‌دارد؛ و (در عین حال،) خدا نسبت به همه بندگان، مهربان است.»///روزی که بیابد هر کس آنچه را کرده است از خوبی آماده و هر چه کرده است از بدی آرزو کند کاش میان او و میان آن مسافت دوری می‌بود و بیم دهد شما را خدا از خویش و خداوند است به بندگان مهربان‌///روزی که هر کس آنچه (کار) نیک به جای آورده حاضر شده می‌یابد، دوست دارد کاش میان او و کارهای بدش، به‌راستی فاصله‌ای دور باشد. و خدا شما را از خود بر حذر می‌دارد. و خدا به بندگان‌ (اش) بسی مهربان است. quran_en_fa Say: "If ye do love Allah, Follow me: Allah will love you and forgive you your sins: For Allah is Oft-Forgiving, Most Merciful." بگو: اگر خدا را دوست دارید، پس مرا پیروی کنید تا خدا هم شما را دوست بدارد، و گناهانتان را بیامرزد؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///بگو: اگر خدا را دوست دارید، پس مرا پیروی کنید تا خدا هم شما را دوست بدارد، و گناهانتان را بیامرزد؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///بگو: اگر خدا را دوست مى‌دارید از من پیروى کنید تا او نیز شما را دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد، که آمرزنده و مهربان است.///بگو: اگر خدا را دوست مى‌دارید از من پیروى کنید تا او نیز دوستتان بدارد و گناهانتان را بیامرزد، و خدا آمرزنده‌ى مهربان است///بگو: «اگر خدا را دوست دارید، از من پیروى کنید تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشاید، و خداوند آمرزنده مهربان است.»///[اى پیامبر!] بگو: «اگر خداوند را دوست مى‌دارید، پس از من پیروى کنید، تا خدا نیز شما را دوست بدارد و گناهانتان را بر شما ببخشد. و خداوند بسیار بخشنده و مهربان است.»///بگو (ای پیغمبر): اگر خدا را دوست می‌دارید مرا پیروی کنید تا خدا شما را دوست دارد و گناه شما را ببخشد، و خدا آمرزنده و مهربان است.///بگو اگر خدا را دوست دارید از من پیروی کنید تا خدا نیز شما را دوست داشته باشد و گناهانتان را بیامرزد، و خداوند آمرزگار مهربان است‌///بگو: «اگر خدا را دوست می‌دارید، از من پیروی کنید! تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد؛ و گناهانتان را ببخشد؛ و خدا آمرزنده مهربان است.»///بگو اگر دوستدار خدائید مرا پیروی کنید تا دوست دارد شما را خدا و بیامرزد از گناهان شما و خدا است آمرزنده مهربان‌///بگو: «اگر شما خدا را دوست داشته‌اید، از من پیروی کنید، تا خدا دوستتان بدارد، و تا گنا‌هان دنباله‌دارتان را برایتان پوشیده بدارد. و خدا بسی پوشنده‌‌ی رحمتگر بر ویژگان است.» quran_en_fa Say: "Obey Allah and His Messenger": But if they turn back, Allah loveth not those who reject Faith. بگو: از خدا و پیامبر اطاعت کنید. پس اگر روی گردانیدند [بدانند که] یقینا خدا کافران را دوست ندارد.///بگو: از خدا و پیامبر اطاعت کنید. پس اگر روی گردانیدند [بدانند که] یقینا خدا کافران را دوست ندارد.///بگو: از خدا و رسولش فرمان ببرید. پس اگر رویگردان شدند، بدانند که خدا کافران را دوست ندارد.///بگو: خدا و رسول را اطاعت کنید پس اگر رویگردان شدند [بدانند که‌] خدا کافران را دوست ندارد///بگو: «خدا و پیامبر [او] را اطاعت کنید.» پس اگر رویگردان شدند، قطعا خداوند کافران را دوست ندارد.///بگو: «خدا و رسول را اطاعت کنید.» پس اگر سرپیچى کردند، [بدانید که] خداوند کافران را دوست نمى‌دارد.///بگو: فرمان خدا و رسول را اطاعت کنید و اگر (از آنان) روی گردانید (و کافر شوید) همانا خدا هرگز کافران را دوست ندارد.///بگو از خدا و پیامبر اطاعت کنید، و اگر رویگردان شدند [بدانند که‌] خداوند کافران را دوست ندارد///بگو: «از خدا و فرستاده (او)، اطاعت کنید! و اگر سرپیچی کنید، خداوند کافران را دوست نمی‌دارد.»///بگو فرمان برید خدا و رسول را پس اگر پشت کردند همانا خدا دوست ندارد کافران را///بگو: «خدا و پیامبر (ش) را اطاعت کنید.» پس اگر رویگردانند، خدا هرگز کافران را دوست نمی‌دارد. quran_en_fa Allah did choose Adam and Noah, the family of Abraham, and the family of 'Imran above all people,- بی تردید خدا آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را [به خاطر شایستگی‌های ویژه‌ای که در آنان بود] بر جهانیان برگزید.///بی تردید خدا آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را [به خاطر شایستگی‌های ویژه‌ای که در آنان بود] بر جهانیان برگزید.///خدا آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برترى داد:///همانا خدا آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر مردم جهان برگزید///به یقین، خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر مردم جهان برترى داده است.///به راستى که خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برترى داد.///به حقیقت خدا آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید.///خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برگزید///خداوند، آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری داد.///همانا برگزید خدا آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان‌///بی‌گمان، خدا، آدم و نوح و خاندان ویژه‌ی ابراهیم و خاندان ویژه‌ی عمران را بر جهانیان برگزیده است‌؛ quran_en_fa Offspring, one of the other: And Allah heareth and knoweth all things. فرزندانی [را برگزید] که [از نظر پاکی، تقوا، درستی و راستی] برخی از [آنان از نسل] برخی دیگرند؛ و خدا شنوا و داناست.///فرزندانی [را برگزید] که [از نظر پاکی، تقوا، درستی و راستی] برخی از [آنان از نسل] برخی دیگرند؛ و خدا شنوا و داناست.///فرزندانى بودند، برخى از نسل برخى دیگر پدید آمده. و خدا شنوا و داناست.///فرزندانى که برخى از نسل برخى دیگرند، و خدا شنواى داناست///فرزندانى که بعضى از آنان از [نسل‌] بعضى دیگرند، و خداوند شنواى داناست.///نسلی [پاک] که برخی از آنها از [نسل] برخی دیگرند و خداوند شنواى داناست.///فرزندانی هستند برخی از نسل برخی دیگر، و خدا (به اقوال و احوال همه) شنوا و داناست.///اینان بعضی زاد و رود بعضی دیگر هستند، و خداوند شنوای داناست‌///آنها فرزندان و (دودمانی) بودند که (از نظر پاکی و تقوا و فضیلت،) بعضی از بعض دیگر گرفته شده بودند؛ و خداوند، شنوا و داناست (و از کوششهای آنها در مسیر رسالت خود، آگاه می‌باشد).///نژادی که بعضیشان از بعضی است و خدا شنوای دانا است‌///فرزندانی را که بعضی از آنان از (نسل) بعضی دیگرند. و خدا بس شنوایی بسیار داناست. quran_en_fa Behold! a woman of 'Imran said: "O my Lord! I do dedicate unto Thee what is in my womb for Thy special service: So accept this of me: For Thou hearest and knowest all things." [یاد کنید] هنگامی که همسر عمران گفت: پروردگارا! برای تو نذر کردم که آنچه را در شکم خود دارم [برای خدمت خانه تو از ولایت و سرپرستی من] آزاد باشد، بنابراین از من بپذیر؛ یقینا تو شنوا و دانایی.///[یاد کنید] هنگامی که همسر عمران گفت: پروردگارا! برای تو نذر کردم که آنچه را در شکم خود دارم [برای خدمت خانه تو از ولایت و سرپرستی من] آزاد باشد، بنابراین از من بپذیر؛ یقینا تو شنوا و دانایی.///و زن عمران گفت: اى پروردگار من، نذر کردم که آنچه در شکم دارم از کار اینجهانى آزاد و تنها در خدمت تو باشد. این نذر را از من بپذیر که تو شنوا و دانایى.///آن‌گاه که همسر عمران گفت: پروردگار! آنچه در شکم دارم نذر تو کردم، آزاد براى [خدمت خانه‌] تو، پس از من بپذیر که تویى شنواى دانا///چون زن عمران گفت: «پروردگارا، آنچه در شکم خود دارم نذر تو کردم تا آزاد شده [از مشاغل دنیا و پرستشگر تو] باشد؛ پس، از من بپذیر که تو خود شنواى دانایى.»///هنگامى که همسر عمران گفت: «پروردگارا! من نذر کرده‌ام آنچه را در رحم دارم، براى تو آزاد باشد [و هیچ مسئولیتى به او نسپارم تا تمام وقت خود را صرف خدمت در بیت‌المقدس کند،] پس از من قبول فرما، که به راستى تو شنواى دانایى!»///آن گاه که زن عمران گفت: پروردگارا، من عهد کردم فرزندی که در رحم دارم از فرزندی خود در راه خدمت تو آزاد گردانم، این عهد من بپذیر که تویی شنوا و آگاه.///و چنین بود که همسر عمران گفت پروردگارا من آنچه در شکم دارم نذر کردم که آزاد از هر قید، دربند خدمت تو باشد، از من بپذیر که تو شنوای دانایی‌///(به یاد آورید) هنگامی را که همسر «عمران» گفت: «خداوندا! آنچه را در رحم دارم، برای تو نذر کردم، که «محرر» (و آزاد، برای خدمت خانه تو) باشد. از من بپذیر، که تو شنوا و دانایی!///هنگامی که گفت زن عمران پروردگارا نذر کردم برای تو آنچه را در شکم دارم آزاد پس بپذیر از من همانا توئی شنوای دانا///چون زن عمران گفت: «پروردگارم! آنچه در شکم دارم به‌راستی برایت نذر کردم تا (از غیر تو) آزاد شده باشد، پس از من به شایستگی بپذیر، که همواره تویی تو بسیار شنوای دانا.» quran_en_fa When she was delivered, she said: "O my Lord! Behold! I am delivered of a female child!"- and Allah knew best what she brought forth- "And no wise is the male Like the female. I have named her Mary, and I commend her and her offspring to Thy protection from the Evil One, the Rejected." زمانی که او را زایید، گفت: پروردگارا! من او را دختر زاییدم. و خدا به آنچه او زایید داناتر بود؛ و آن پسر [که زاییدن او را آرزو داشت، در کرامت، عظمت، ارزش و شخصیت] مانند این دختر نیست؛ [پس در مقام نام گذاریش گفت:] البته من نامش را «مریم» نهادم، و او و فرزندانش را از خطرات مهلک و وسوسه‌های بنیان برانداز شیطان رانده شده به پناه تو می‌آورم.///زمانی که او را زایید، گفت: پروردگارا! من او را دختر زاییدم. و خدا به آنچه او زایید داناتر بود؛ و آن پسر [که زاییدن او را آرزو داشت، در کرامت، عظمت، ارزش و شخصیت] مانند این دختر نیست؛ [پس در مقام نام گذاریش گفت:] البته من نامش را «مریم» نهادم، و او و فرزندانش را از خطرات مهلک و وسوسه‌های بنیان برانداز شیطان رانده شده به پناه تو می‌آورم.///چون فرزند خویش بزاد، گفت: اى پروردگار من، این که زاییده‌ام دختر است -و خدا به آنچه زاییده بود داناتر است- و پسر چون دختر نیست. او را مریم نام نهادم. او و فرزندانش را از شیطان رجیم در پناه تو مى آورم.///پس چون فرزند را بزاد، [با حسرت‌] گفت: پروردگارا! من آن را دختر زاییدم- و خدا بهتر مى‌داند که او چه زاده و پسر همچون دختر نیست- و من او را مریم نامیدم و او و خاندانش را از شر شیطان مطرود به تو مى‌سپارم///پس چون فرزندش را بزاد، گفت: «پروردگارا، من دختر زاده‌ام -و خدا به آنچه او زایید داناتر بود- و پسر چون دختر نیست، و من نامش را مریم نهادم، و او و فرزندانش را از شیطان رانده‌شده، به تو پناه مى‌دهم.»///پس چون فرزند را به دنیا آورد، گفت: «پروردگارا! من دختر زاده‌ام.» در حالى که خداوند به آنچه او زاده داناتر بود. «و پسر مانند دختر نیست و من او را مریم نامیدم و او و فرزندانش را از [شر] شیطان رانده شده، در پناه تو قرار مى‌دهم.»///و چون او را بزاد (از روی حسرت) گفت: پروردگارا، فرزندم دختر است! -و خدا بر آنچه او زاییده داناتر است-و پسر مانند دختر نخواهد بود، و من او را مریم نام نهادم و او و فرزندانش را از شر شیطان رانده شده در پناه تو آوردم.///و چون فرزندش را بزاد گفت پروردگارا من دختر زاده‌ام -و خدا بهتر می‌داند که او چه زاده بود-و پسر مانند دختر نیست، و من او را مریم نام نهادم و او و فرزندانش را از شر شیطان مطرود به پناه تو می‌آورم‌///ولی هنگامی که او را به دنیا آورد، (و او را دختر یافت،) گفت: «خداوندا! من او را دختر آوردم -ولی خدا از آنچه او به دنیا آورده بود، آگاهتر بود- و پسر، همانند دختر نیست. (دختر نمی‌تواند وظیفه خدمتگزاری معبد را همانند پسر انجام دهد.) من او را مریم نام گذاردم؛ و او و فرزندانش را از (وسوسه‌های) شیطان رانده شده، در پناه تو قرار می‌دهم.»///و هنگامی که بنهادش گفت پروردگارا همانا بنهادمش مادینه و خدا داناتر است بدانچه بنهاد و نیست نرینه مانند مادینه و همانا نامیدش مریم و پناه دادمش به تو خود و فرزندانش را از شیطان رانده شده‌///پس چون او را فرونهاد گفت: «پروردگارم! من او را به‌راستی دختر زادم» - در حالی‌که خدا به آنچه او زاییده داناتر است- «و پسر چون دختر نیست، و من نامش را مریم نهادم و به‌راستی او و فرزندانش را از شیطان رانده‌شده به تو پناه می‌دهم.» quran_en_fa Right graciously did her Lord accept her: He made her grow in purity and beauty: To the care of Zakariya was she assigned. Every time that he entered (Her) chamber to see her, He found her supplied with sustenance. He said: "O Mary! Whence (comes) this to you?" She said: "From Allah: for Allah Provides sustenance to whom He pleases without measure." پس پرودگارش او را به صورت نیکویی پذیرفت، و به طرز نیکویی نشو و نما داد، و زکریا را کفیل [رشد و تربیت معنوی] او قرار داد. هر زمان که زکریا در محراب [عبادت] بر او وارد می‌شد، رزق ویژه‌ای نزدش می‌یافت. [روزی در کمال شگفتی] گفت: ای مریم! این رزق ویژه برای تو از کجاست؟! گفت: از سوی خداست، یقینا خدا هر کس را بخواهد، رزق بی حساب می‌دهد.///پس پرودگارش او را به صورت نیکویی پذیرفت، و به طرز نیکویی نشو و نما داد، و زکریا را کفیل [رشد و تربیت معنوی] او قرار داد. هر زمان که زکریا در محراب [عبادت] بر او وارد می‌شد، رزق ویژه‌ای نزدش می‌یافت. [روزی در کمال شگفتی] گفت: ای مریم! این رزق ویژه برای تو از کجاست؟! گفت: از سوی خداست، یقینا خدا هر کس را بخواهد، رزق بی حساب می‌دهد.///پس پروردگارش آن دختر را به نیکى از او بپذیرفت. و به وجهى پسندیده پرورشش داد و زکریا را به سرپرستى او گماشت. و هر وقت که زکریا به محراب نزد او مى‌رفت، پیش او خوردنى مى‌یافت. مى گفت: اى مریم، اینها براى تو از کجا مى‌رسد؟ مریم مى‌گفت: از جانب خدا؛ زیرا او هر کس را که بخواهد بى‌حساب روزى مى‌دهد.///پس پروردگارش مریم را به نیکى پذیرا شد و او را نیکو بار آورد و زکریا را سرپرست وى قرار داد. هر بار که زکریا در محراب بر او وارد مى‌شد نزد او رزق و روزى خاصى مى‌یافت، [یک روز] گفت: اى مریم! این روزى از کجا براى تو مى‌رسد؟ پاسخ داد: این از جانب خداون///پس پروردگارش وى [=مریم‌] را با حسن قبول پذیرا شد و او را نیکو بار آورد، و زکریا را سرپرست وى قرار داد. زکریا هر بار که در محراب بر او وارد مى‌شد، نزد او [نوعى‌] خوراکى مى‌یافت. [مى‌] گفت: «اى مریم، این از کجا براى تو [آمده است؟ او در پاسخ مى‌] گفت: «این از جانب خداست، که خدا به هر کس بخواهد، بى شمار روزى مى‌دهد.»///پس پروردگارش او را به وجه نیکو پذیرفت و به نحو شایسته پرورش داد و سرپرستى او را به زکریا سپرد. هرگاه زکریا در محراب عبادت بر مریم وارد مى‌شد، غذاى مخصوصى نزد او مى‌یافت. [روزى] گفت: «اى مریم! این روزى از کجا نصیب تو شده؟!» او در پاسخ گفت: «آن از نزد خداست. خداوند به هر کس که بخواهد، روزى بى‌شمار مى‌دهد.»///پس خدا او را به نیکویی پذیرفت و به تربیتی نیکو پرورش داد و زکریا را برای کفالت و نگهبانی او برگماشت؛ هر وقت زکریا به صومعه عبادت مریم می‌آمد نزد او رزق شگفت آوری می‌یافت، گفت که‌ای مریم، این روزی از کجا برای تو می‌رسد؟ پاسخ داد که این از جانب خداست، همانا خدا به هر کس خواهد روزی بی‌حساب دهد.///آنگاه پروردگارش او را هرچه نیک‌تر پذیرفت، و به نیکی پرورش داد، و زکریا را به سرپرستی او برگماشت، هرگاه که زکریا در آن غرفه بر او وارد می‌شد می‌دید که نزد او رزق و روزی‌ای هست [و] می‌گفت ای مریم اینها از کجا برایت آمده است؟ مریم [در پاسخ‌] می‌گفت آن از نزد خداوند است، خدا هرکس را که بخواهد بی‌حساب روزی می‌بخشد///خداوند، او [= مریم‌] را به طرز نیکویی پذیرفت؛ و به طرز شایسته‌ای، (نهال وجود) او را رویانید (و پرورش داد)؛ و کفالت او را به «زکریا» سپرد. هر زمان زکریا وارد محراب او می‌شد، غذای مخصوصی در آن جا می‌دید. از او پرسید: «ای مریم! این را از کجا آورده‌ای؟!» گفت: «این از سوی خداست. خداوند به هر کس بخواهد، بی حساب روزی می‌دهد.»///پس پذیرفتش خدا پذیرفتنی نکو و رویانیدش روئیدنی نکو و کفیلش ساخت زکریا را هرگاه درآمدی بر او زکریا در محراب یافتی نزدش روزیی گفتی ای مریم از کجا است تو را این گفتی آن از نزد خدا است همانا خداوند روزی دهد هر که را خواهد بی‌شمار///پس پروردگارش وی [: مریم] را با حسن قبول پذیرا شد و او را نیکو به بار آورد و زکریا را سرپرست وی قرار داد. زکریا هر بار که در محراب بر او وارد می‌شد، نزد او خوراکی‌ای (بی‌مانند) می‌یافت (و) می‌گفت: «مریم! این کی و از کجا (برایت آمده) است‌؟» (او در پاسخ) گفت: «این از جانب خداست، همواره خدا به هر کس بخواهد، بی‌حساب روزی می‌دهد.» quran_en_fa There did Zakariya pray to his Lord, saying: "O my Lord! Grant unto me from Thee a progeny that is pure: for Thou art He that heareth prayer! در آنجا بود که زکریا [با دیدن کرامت و عظمت مریم] پروردگار خود را خوانده، گفت: پروردگارا! مرا از سوی خود فرزندی پاک و پاکیزه عطا کن، یقینا تو شنوای دعایی.///در آنجا بود که زکریا [با دیدن کرامت و عظمت مریم] پروردگار خود را خوانده، گفت: پروردگارا! مرا از سوی خود فرزندی پاک و پاکیزه عطا کن، یقینا تو شنوای دعایی.///در آنجا زکریا پروردگارش را ندا داد و گفت: اى پروردگار من، مرا از جانب خود فرزندى پاکیزه عطا کن، همانا که تو دعا را مى‌شنوى.///این جا بود که زکریا پروردگارش را بخواند و عرضه داشت: بار الها! از جانب خود فرزندى پاک عطایم کن که تو شنواى دعایى///آنجا [بود که‌] زکریا پروردگارش را خواند [و] گفت: «پروردگارا، از جانب خود، فرزندى پاک و پسندیده به من عطا کن، که تو شنونده دعایى.»///در این هنگام زکریا پروردگارش را خواند و گفت: «پروردگارا! از جانب خود نسلى پاک و پسندیده به من [نیز] عطا کن که تو دعا را مى‌شنوى.»///در آن هنگام زکریا (که کرامت مریم مشاهده کرد) پروردگار خود را بخواند، گفت: پروردگارا، مرا (به لطف خویش) فرزندی پاک سرشت عطا فرما، که همانا تویی اجابت کننده دعا.///آنجا بود که زکریا به [درگاه‌] پروردگارش دعا کرد و گفت پروردگارا به من از نزد خود فرزندی پاک عطا فرما، که تو شنوای دعایی‌///در آنجا بود که زکریا، (با مشاهده آن همه شایستگی در مریم،) پروردگار خویش را خواند و عرض کرد: «خداوندا! از طرف خود، فرزند پاکیزه‌ای (نیز) به من عطا فرما، که تو دعا را می‌شنوی!»///اینجا خواند زکریا پروردگار خویش را گفت پروردگارا ببخش مرا از نزد خود نسلی پاکیزه که توئی همانا شنونده دعا///اینجا (بود که) زکریا پروردگارش را خواند (و) گفت: «پروردگارم! از جانب ویژه‌ی خود، فرزندی پاک و پسندیده به من عطا فرمای. همواره تو بس شنونده‌ی درخواستی.» quran_en_fa While he was standing in prayer in the chamber, the angels called unto him: "Allah doth give thee glad tidings of Yahya, witnessing the truth of a Word from Allah, and (be besides) noble, chaste, and a prophet,- of the (goodly) company of the righteous." پس فرشتگان، او را در حالی که در محراب عبادت به نماز ایستاده بود، ندا دادند که خدا تو را به یحیی بشارت می‌دهد که تصدیق کننده کلمه‌ای از سوی خدا [یعنی مسیح] است و سرور و پیشوا، و [از روی زهد و حیا] نگاهدار خود از مشتهیات نفسانی، و پیامبری از شایستگان است.///پس فرشتگان، او را در حالی که در محراب عبادت به نماز ایستاده بود، ندا دادند که خدا تو را به یحیی بشارت می‌دهد که تصدیق کننده کلمه‌ای از سوی خدا [یعنی مسیح] است و سرور و پیشوا، و [از روی زهد و حیا] نگاهدار خود از مشتهیات نفسانی، و پیامبری از شایستگان است.///پس همچنان که در محراب به نماز ایستاده بود، فرشتگان ندایش دادند: خدا تو را به یحیى بشارت مى‌دهد. او کلمه خدا را تصدیق مى کند و خود مهترى است بیزار از زنان و پیامبرى است از شایستگان.///پس در حالى که در محراب به نماز ایستاده بود، فرشتگان او را ندا دادند که خداوند تو را به یحیى نوید مى‌دهد که تصدیق کننده‌ى کلمه خدا (عیسى) است و بزرگوار و پارسا و پیامبرى از صالحان است///پس در حالى که وى ایستاده [و] در محراب [خود] دعا مى‌کرد، فرشتگان، او را ندا دردادند که: خداوند تو را به [ولادت‌] یحیى -که تصدیق کننده [حقانیت‌] کلمة الله [=عیسى‌] است، و بزرگوار و خویشتندار [=پرهیزنده از آنان‌] و پیامبرى از شایستگان است- مژده مى‌دهد.///پس در حالى که زکریا در محراب به نماز ایستاده بود، فرشتگان او را ندا دادند که: «خداوند تو را به یحیى بشارت مى‌دهد که تصدیق‌کننده‌ى [مسیح،] کلمة الله است و سید و سرور، و خویشتن‌دار و پیامبرى از صالحان است.»///پس فرشتگان زکریا را ندا کردند هنگامی که در محراب عبادت به نماز ایستاده بود که همانا خدا تو را بشارت می‌دهد به (ولادت) یحیی، در حالی که او به کلمه خدا (یعنی نبوت عیسی) گواهی دهد و او خود پیشوا و پارسا و پیغمبری از شایستگان است.///آنگاه در حالی که در محراب به نماز ایستاده بود، فرشتگان ندایش دادند که خداوند تو را به [فرزندی به نام‌] یحیی بشارت می‌دهد که گواهی‌دهنده بر [حقانیت‌] کلمه الله [عیسی بن مریم‌] و مهتر و خویشتندار [پرهیزنده از زنان‌] و پیامبری از شایستگان است‌///و هنگامی که او در محراب ایستاده، مشغول نیایش بود، فرشتگان او را صدا زدند که: «خدا تو را به» یحیی «بشارت می‌دهد؛ (کسی) که کلمه خدا [= مسیح‌] را تصدیق می‌کند؛ و رهبر خواهد بود؛ و از هوسهای سرکش برکنار، و پیامبری از صالحان است.»///پس بانگ زدندش فرشتگان و او ایستاده بود به نماز در پرستشگاه که خدایت مژده دهد به یحیی تصدیق‌کننده به کلمه‌ای از خدا و بزرگواری (مهتری) و خویشتن نگهدار و پیمبری از شایستگان‌///پس در حالی که وی ایستاده در محراب نماز می‌خواند، فرشتگان او را ندا در دادند: «خدا تو را به یحیی مژده می‌دهد؛ حال آنکه تصدیق‌کننده‌ی (حقانیت) کلمه‌ای از خداست و بزرگوار و خویشتندار (از تمامی گناهان) و پیامبری از شایستگان است.» quran_en_fa He said: "O my Lord! How shall I have son, seeing I am very old, and my wife is barren?" "Thus," was the answer, "Doth Allah accomplish what He willeth." گفت: پروردگارا! چگونه برای من پسری خواهد بود، در حالی که پیری به من رسیده و همسرم نازاست؟ خدا فرمود: چنین است [که می‌گویی، ولی کار خدا مقید به علل و اسباب نیست] خدا هر چه را بخواهد [با مشیت مطلقه خود] انجام می‌دهد.///گفت: پروردگارا! چگونه برای من پسری خواهد بود، در حالی که پیری به من رسیده و همسرم نازاست؟ خدا فرمود: چنین است [که می‌گویی، ولی کار خدا مقید به علل و اسباب نیست] خدا هر چه را بخواهد [با مشیت مطلقه خود] انجام می‌دهد.///گفت: اى پروردگار من، چگونه مرا پسرى باشد، در حالى که به پیرى رسیده‌ام و زنم نازاست؟ گفت: بدان سان که خدا هر چه بخواهد مى کند.///گفت: پروردگارا! چگونه مرا فرزندى خواهد بود در حالى که پیر شده‌ام و همسرم نازا است؟ [فرشته‌] گفت: این چنین [است که‌] خدا هر چه خواهد مى‌کند///گفت: «پروردگارا، چگونه مرا فرزندى خواهد بود؟ در حالى که پیرى من بالا گرفته است و زنم «نازا» است [فرشته‌] گفت: «[کار پروردگار] چنین است. خدا هر چه بخواهد مى‌کند.»///[زکریا] گفت: «پروردگارا! چگونه براى من پسرى خواهد بود؟ در حالى­که پیرى من فرارسیده و همسرم نازاست!» [خداوند] فرمود: «این چنین است که خداوند هر چه را بخواهد، انجام مى‌دهد.»///زکریا عرض کرد: پروردگارا، چگونه مرا پسری تواند بود در حالی که مرا سن پیری رسیده و عیالم عجوزی نازاست؟ گفت: چنین است، خدا هر آنچه بخواهد می‌کند.///گفت پروردگارا چگونه مرا پسری باشد، حال آنکه پیری‌ام بالا گرفته است و همسرم نازاست، گفت بدین‌سان خداوند هرچه را خواهد به انجام رساند///او عرض کرد: «پروردگارا! چگونه ممکن است فرزندی برای من باشد، در حالی که پیری به سراغ من آمده، و همسرم نازاست؟!» فرمود: «بدین گونه خداوند هر کاری را بخواهد انجام می‌دهد.»///گفت پروردگارا چگونه مرا پسری شود و رسیده است مرا پیری و زنم نازا است گفت بدینگونه خدا می‌کند هرچه را خواهد///گفت: «پروردگارم! کی مرا فرزندی خواهد بود؟ در حالی که همواره مرا پیری در رسیده و زنم نازاست!» (فرشته) گفت: «(کار پروردگار) همین‌گونه (بزرگ و فرزانه) است. خدا هر چه بخواهد انجام می‌دهد.» quran_en_fa He said: "O my Lord! Give me a Sign!" "Thy Sign," was the answer, "Shall be that thou shalt speak to no man for three days but with signals. Then celebrate the praises of thy Lord again and again, and glorify Him in the evening and in the morning." گفت: پروردگارا! برای من نشانه‌ای [جهت الهی بودن این بشارت] قرار ده. گفت: نشانه تو این است که سه روز نتوانی با مردم جز با رمز و اشاره سخن گویی، و پروردگارت را بسیار یاد کن و [او را] شام گاه و بامداد تسبیح گوی.///گفت: پروردگارا! برای من نشانه‌ای [جهت الهی بودن این بشارت] قرار ده. گفت: نشانه تو این است که سه روز نتوانی با مردم جز با رمز و اشاره سخن گویی، و پروردگارت را بسیار یاد کن و [او را] شام گاه و بامداد تسبیح گوی.///گفت: اى پروردگار من، براى من نشانه‌اى پدیدار کن. گفت: نشان تو این است که سه روز با مردم سخن نگویى مگر به اشاره؛ و پروردگارت را فراوان یاد کن و در شبانگاه و بامداد او را بستاى.///گفت: خدایا! براى من نشانه‌اى بگذار. فرمود: نشانه تو این است که سه روز با مردم جز به اشاره سخن نتوانى گفت و پروردگارت را بسیار یاد کن و شبانگاه و بامداد او را تسبیح گوى///گفت: «پروردگارا، براى من نشانه‌اى قرار ده.» فرمود: «نشانه‌ات این است که سه روز با مردم، جز به اشاره سخن نگویى؛ و پروردگارت را بسیار یاد کن، و شبانگاه و بامدادان [او را] تسبیح گوى.»///[زکریا] گفت: «پروردگارا! براى من نشانه‌اى قرار ده». [خداوند] فرمود: «نشانه تو آن است که تا سه روز [زبان تو، از کار مى‌افتد و] با مردم سخن نخواهى گفت، مگر با اشاره و رمز. [البته به هنگام ذکر خدا زبانت باز مى‌شود. پس] پروردگار خود را بسیار یاد کن و شب‌‌هنگام و صبحگاه او را تسبیح بگو.»///گفت: پروردگارا، برای من (به شکرانه این نعمت) آیتی مقرر فرما، فرمود: تو را آیت این باشد که تا سه روز با مردم سخن جز به رمز نگویی، و پیوسته به یاد خدا باش و (او را) در صبحگاه و شبانگاه تسبیح گوی.///گفت پروردگارا برای من نشانه‌ای قرار ده، گفت نشانه تو این است که سه روز با مردم سخن نگویی مگر به اشاره، و پروردگارت را بسیار یاد کن و شامگاهان و بامدادان او را تسبیح گوی‌///(زکریا) عرض کرد: «پروردگارا! نشانه‌ای برای من قرار ده!» گفت: «نشانه تو آن است که سه روز، جز به اشاره و رمز، با مردم سخن نخواهی گفت. (و زبان تو، بدون هیچ علت ظاهری، برای گفتگو با مردم از کار می‌افتد.) پروردگار خود را (به شکرانه این نعمت بزرگ،) بسیار یاد کن! و به هنگام صبح و شام، او را تسبیح بگو!///گفت پروردگارا قرار ده برای من آیتی گفت آیت تو آن است که سخن نگوئی با مردم سه روز جز به رمز و یاد کن پروردگار خویش را بسیار و سپاس گزار به شامگاهان و بامداد///گفت: «پروردگارم! برایم (بر این اعجاز) نشانه‌ای قرار ده.» فرمود: «نشانه‌ات این است که سه روز با مردم - جز به اشاره - سخن نگویی و پروردگارت را بسیار یاد کن و شامگاهان و بامدادان (او را) تسبیح گوی.» quran_en_fa Behold! the angels said: "O Mary! Allah hath chosen thee and purified thee- chosen thee above the women of all nations. و [یاد کنید] هنگامی که فرشتگان گفتند: ای مریم! قطعا خدا تو را برگزیده و [از همه آلودگی‌های ظاهری و باطنی] پاک ساخته، و بر زنان جهانیان برتری داده است.///و [یاد کنید] هنگامی که فرشتگان گفتند: ای مریم! قطعا خدا تو را برگزیده و [از همه آلودگی‌های ظاهری و باطنی] پاک ساخته، و بر زنان جهانیان برتری داده است.///و فرشتگان گفتند: اى مریم، خدا تو را برگزید و پاکیزه ساخت و بر زنان جهان برترى داد؛///و هنگامى که فرشتگان گفتند: اى مریم! خداوند تو را برگزید و پاکیزه داشت و تو را بر زنان جهان برترى داد///و [یاد کن‌] هنگامى را که فرشتگان گفتند: «اى مریم، خداوند تو را برگزیده و پاک ساخته و تو را بر زنان جهان برترى داده است.»///و هنگامى که فرشتگان گفتند: «اى مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته و بر زنان جهان برترى داده است.///و (یاد کن) آن گاه که فرشتگان گفتند: ای مریم، همانا خدا تو را برگزید و پاکیزه گردانید و بر زنان جهانیان برتری بخشید.///و یاد کن از آنکه فرشتگان گفتند ای مریم خداوند تو را پذیرفته و پاکیزه داشته و بر زنان جهانیان [هم زمان خویش‌] برتری داده است‌///و (به یاد آورید) هنگامی را که فرشتگان گفتند: «ای مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته؛ و بر تمام زنان جهان، برتری داده است.///و هنگامی که گفتند فرشتگان ای مریم همانا خداوندت برگزید و پاک ساخت و اختیار کرد تو را بر زنان جهانیان‌///و چون فرشتگان گفتند: «مریم! خدا تو را به‌درستی برگزیده و تو را پاک ساخته، و تو را بر زنان جهانیان برتری داده است.» quran_en_fa "O Mary! worship Thy Lord devoutly: Prostrate thyself, and bow down (in prayer) with those who bow down." ای مریم! فروتنانه برای پروردگارت به طاعت برخیز و سجده به جای آور و با رکوع کنندگان رکوع کن.///ای مریم! فروتنانه برای پروردگارت به طاعت برخیز و سجده به جای آور و با رکوع کنندگان رکوع کن.///اى مریم، از پروردگارت اطاعت کن و سجده کن و با نمازگزاران نماز بخوان.///اى مریم! مطیع پروردگار خود باش و سجده کن و همراه راکعان رکوع نما/// «اى مریم، فرمانبر پروردگار خود باش و سجده کن و با رکوع‌کنندگان رکوع نما.»///اى مریم! براى پروردگارت خضوع کن و سجده به جاى آور و با رکوع‌کنندگان رکوع نما!»///ای مریم، فرمانبردار خدا باش و نماز را با اهل طاعت به جای آر.///ای مریم پروردگارت را اطاعت کن و سجده‌بر و همراه نمازگزاران نماز بگزار///ای مریم! (به شکرانه این نعمت) برای پروردگار خود، خضوع کن و سجده بجا آور! و با رکوع‌کنندگان، رکوع کن!///ای مریم فروتن شو برای پروردگار خویش و سجود کن و رکوع کن با رکوع گزاران‌///«مریم! برای پروردگارت دل‌‌باخته (و فرمانبر) باش و (برایش) سجده کن و با رکوع‌کنندگان رکوع نمای.» quran_en_fa This is part of the tidings of the things unseen, which We reveal unto thee (O Messenger!) by inspiration: Thou wast not with them when they cast lots with arrows, as to which of them should be charged with the care of Mary: Nor wast thou with them when they disputed (the point). این [حقایق] از خبرهای غیبی است که به تو وحی می‌کنیم. و تو هنگامی که آنان قلم‌های خود را [به عنوان قرعه زدن در آب] می‌انداختند که کدامیک از آنان سرپرستی مریم را عهده دار شود، و نیز زمانی که [برای کفالت او] با یکدیگر جدال و ستیز می‌کردند، نزد آنان نبودی.///این [حقایق] از خبرهای غیبی است که به تو وحی می‌کنیم. و تو هنگامی که آنان قلم‌های خود را [به عنوان قرعه زدن در آب] می‌انداختند که کدامیک از آنان سرپرستی مریم را عهده دار شود، و نیز زمانی که [برای کفالت او] با یکدیگر جدال و ستیز می‌کردند، نزد آنان نبودی.///اینها از خبرهاى غیب است که به تو وحى مى‌کنیم. وگرنه آنگاه که قرعه زدند تا چه کسى از میانشان عهده‌دار نگهدارى مریم شود، و آنگاه که کارشان به نزاع کشید، تو در نزدشان نبودى.///این از اخبار غیب است که به تو وحى مى‌کنیم، و آن دم که آنها قلم‌هاى قرعه خود را مى‌افکندند تا کدامشان سرپرستى مریم را به عهده گیرد، تو پیش آنها نبودى، و آن دم که با یکدیگر مشاجره مى‌کردند نزدشان نبودى///این [جمله‌] از اخبار غیب است که به تو وحى مى‌کنیم، و [گرنه‌] وقتى که آنان قلمهاى خود را [براى قرعه‌کشى به آب‌] مى‌افکندند تا کدام یک سرپرستى مریم را به عهده گیرد، نزد آنان نبودى؛ و [نیز] وقتى با یکدیگر کشمکش مى‌کردند نزدشان نبودى.///[اى پیامبر!] اینها از خبرهاى غیبى است که ما به تو وحى مى‌کنیم، حال آن که تو نزد آنان نبودى، آن‌گاه که قلم‌هاى خود را [براى قرعه‌کشى] مى‌افکندند تا کدام یک کفالت و سرپرستى مریم را بر عهده بگیرد. و نزد آنها نبودى آن­گاه که [براى کسب افتخار سرپرستى مریم] با هم کشمکش مى‌کردند.///این از اخبار غیب است که به تو وحی می‌کنیم، و تو حاضر نبودی آن زمان که قرعه برای نگهبانی و کفالت مریم می‌زدند تا قرعه به نام کدام یک شود، و نبودی نزد ایشان وقتی که بر سر این کار نزاع می‌کردند.///این از اخبار غیب است که بر تو وحی می‌کنیم و تو آنگاه که قلمها [ی قرعه‌] شان را انداختند که کدامیک مریم را سرپرستی کنند، و هنگامی که ستیزه می‌کردند در نزد ایشان نبودی‌///(ای پیامبر!) این، از خبرهای غیبی است که به تو وحی می‌کنیم؛ و تو در آن هنگام که قلمهای خود را (برای قرعه‌کشی) به آب می‌افکندند تا کدامیک کفالت و سرپرستی مریم را عهده‌دار شود، و (نیز) به هنگامی که (دانشمندان بنی اسرائیل، برای کسب افتخار سرپرستی او،) با هم کشمکش داشتند، حضور نداشتی؛ و همه اینها، از راه وحی به تو گفته شد.)///این از اخبار نهان است که وحی فرستیمش به سوی تو و نبودی نزد آنان گاهی که می‌افکندند قلمهای خویش را که کدامین کفیل شوند مریم را و نبودی نزد ایشان گاهی که ستیزه می‌کردند///این (خود) از اخبار مهم غیب است (که) فراسویت وحی می‌کنیم و چون آنان قلم‌های خود را (برای قرعه‌کشی به آب) می‌افکندند -تا کدام‌یک سرپرستی مریم را به عهده گیرد- نزد آنان نبودی و (نیز) وقتی با یکدیگر کشمکش می‌کردند، نزدشان نبودی. quran_en_fa Behold! the angels said: "O Mary! Allah giveth thee glad tidings of a Word from Him: his name will be Christ Jesus, the son of Mary, held in honour in this world and the Hereafter and of (the company of) those nearest to Allah; [یاد کنید] زمانی که فرشتگان گفتند: ای مریم! یقینا خدا تو را به کلمه‌ای از سوی خود که نامش مسیح عیسی بن مریم است مژده می‌دهد که در دنیا و آخرت دارای مقبولیت و آبرومندی و از مقربان است.///[یاد کنید] زمانی که فرشتگان گفتند: ای مریم! یقینا خدا تو را به کلمه‌ای از سوی خود که نامش مسیح عیسی بن مریم است مژده می‌دهد که در دنیا و آخرت دارای مقبولیت و آبرومندی و از مقربان است.///فرشتگان گفتند: اى مریم، خدا تو را به کلمه خود بشارت مى‌دهد؛ نام او مسیح، عیسى پسر مریم است، در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان است.///آن‌گاه که فرشتگان گفتند: اى مریم! خدا تو را به کلمه‌اى از جانب خود که نامش مسیح عیسى بن مریم است مژده مى‌دهد که در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان است/// [یاد کن‌] هنگامى [را] که فرشتگان گفتند: «اى مریم، خداوند تو را به کلمه‌اى از جانب خود، که نامش مسیح، عیسى‌بن‌مریم است مژده مى‌دهد، در حالى که [او] در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان [درگاه خدا] است.»///[به یاد آور] هنگامى که فرشتگان گفتند: «اى مریم! خداوند تو را به کلمه و نشانه‌اى از سوى خویش بشارت مى‌دهد که نامش مسیح، عیسى پسر مریم است، او که در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان است.///چون فرشتگان مریم را گفتند که خدا تو را به کلمه خود بشارت می‌دهد که نامش مسیح (عیسی) پسر مریم است، که در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان (درگاه خدا) است.///چنین بود که فرشتگان گفتند ای مریم خداوند تو را به کلمه خویش که نامش عیسی مسیح فرزند مریم است و در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان [الهی‌] است، بشارت می‌دهد///(به یاد آورید) هنگامی را که فرشتگان گفتند: «ای مریم! خداوند تو را به کلمه‌ای [= وجود باعظمتی‌] از طرف خودش بشارت می‌دهد که نامش «مسیح، عیسی پسر مریم» است؛ در حالی که در این جهان و جهان دیگر، صاحب شخصیت خواهد بود؛ و از مقربان (الهی) است.///هنگامی که گفتند فرشتگان ای مریم همانا خدایت بشارت دهد به کلمه‌ای از خود نامش مسیح عیسی فرزند مریم آبرومندی در دنیا و آخرت و از مقربان‌///چون فرشتگان گفتند: «مریم! به‌راستی خدا تو را به کلمه‌ای از جانب خود -که نامش مسیح عیسی‌بن‌مریم است‌- مژده می‌دهد. در حالی که در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان (درگاه خدا) است.» quran_en_fa "He shall speak to the people in childhood and in maturity. And he shall be (of the company) of the righteous." و با مردم در گهواره [به صورت کاری خارق العاده] و در میان سالی [با زبان وحی] سخن می‌گوید و از شایستگان است.///و با مردم در گهواره [به صورت کاری خارق العاده] و در میان سالی [با زبان وحی] سخن می‌گوید و از شایستگان است.///با مردم همچنان که در بزرگى، در گهواره سخن مى‌گوید، و از شایستگان است.///و در گهواره [به اعجاز] و در میانسالى [به وحى‌] با مردم سخن مى‌گوید و از صالحان است/// «و در گهواره [به اعجاز] و در میانسالى [به وحى‌] با مردم سخن مى‌گوید و از شایستگان است.»///در گهواره، [به اعجاز] و در میان‌سالى [به وحى] با مردم سخن مى‌گوید و از شایستگان است.»///و با خلق در گهواره سخن گوید بدان گونه که در سنین بزرگی، و او از جمله نیکویان جهان است.///او در گهواره [به اعجاز] و در میانسالی [به وحی‌] با مردم سخن می‌گوید و از شایستگان است‌///و با مردم، در گاهواره و در حالت کهولت (و میانسال شدن) سخن خواهد گفت؛ و از شایستگان است.»///و سخن گوید مردم را در گهواره و در پیری و از شایستگان‌///«و در گهواره و میان‌‌سالی با مرد‌مان سخنی (وحیانی) گوید و از شایستگان (ویژه) است.» quran_en_fa She said: "O my Lord! How shall I have a son when no man hath touched me?" He said: "Even so: Allah createth what He willeth: When He hath decreed a plan, He but saith to it, 'Be,' and it is! [مریم] گفت: پروردگارا! چگونه برای من فرزندی خواهد بود، در حالی که هیچ بشری با من تماس نگرفته؟! [خدا] فرمود: چنین است که می‌گویی [ولی کار خدا مقید به علل و اسباب نیست،] خدا هر چه را بخواهد [با مشیت مطلقه خود] می‌آفریند، چون چیزی را اراده کند جز این نیست که به آن می‌گوید: «باش» پس بی درنگ می‌باشد؛///[مریم] گفت: پروردگارا! چگونه برای من فرزندی خواهد بود، در حالی که هیچ بشری با من تماس نگرفته؟! [خدا] فرمود: چنین است که می‌گویی [ولی کار خدا مقید به علل و اسباب نیست،] خدا هر چه را بخواهد [با مشیت مطلقه خود] می‌آفریند، چون چیزی را اراده کند جز این نیست که به آن می‌گوید: «باش» پس بی درنگ می‌باشد؛///مریم گفت: اى پروردگار من، چگونه مرا فرزندى باشد، در حالى که بشرى به من دست نزده است؟ گفت: بدین سان که خدا هر چه بخواهد مى‌آفریند. چون اراده چیزى کند به او گوید موجود شو، پس موجود مى‌شود.///مریم گفت: پروردگارا! چگونه مرا فرزندى باشد حال آن که دست بشرى به من نرسیده است؟ فرمود: این چنین [است که‌] خدا آنچه بخواهد مى‌آفریند، و چون کارى را اراده کند، فقط به آن مى‌گوید: باش، پس موجود مى‌شود/// [مریم‌] گفت: «پروردگارا، چگونه مرا فرزندى خواهد بود با آنکه بشرى به من دست نزده است؟» گفت: «چنین است [کار] پروردگار.» خدا هر چه بخواهد مى‌آفریند؛ چون به کارى فرمان دهد، فقط به آن مى‌گوید: «باش»؛ پس مى‌باشد.///[مریم] گفت: «پروردگارا! چگونه ممکن است براى من فرزندى باشد، در حالى که هیچ انسانى با من تماس نداشته است؟» خداوند فرمود: «چنین است [کار] پروردگار! او هر چه را بخواهد مى‌آفریند. هرگاه اراده کارى کند، فقط به آن مى‌گوید: باش، پس موجود مى‌شود.»///مریم گفت: پروردگارا، مرا چگونه فرزندی تواند بود و حال آنکه با من مردی نزدیک نشده؟ گفت: چنین است (کار خدا)، خدا هر آنچه بخواهد می‌آفریند؛ چون مشیت او به چیزی قرار گیرد، به محض اینکه گوید «موجود باش»، همان دم موجود می‌شود.///[مریم‌] گفت پروردگارا چگونه مرا فرزندی باشد، حال آنکه دست هیچ بشری به من نرسیده است، گفت خداوند بدین‌سان هرچه را بخواهد می‌آفریند، [و] چون اراده او به کاری تعلق گرفت، به آن می‌گوید موجود شو، و بی‌درنگ موجود می‌شود///(مریم) گفت: «پروردگارا! چگونه ممکن است فرزندی برای من باشد، در حالی که انسانی با من تماس نگرفته است؟!» فرمود: «خداوند، این‌گونه هر چه را بخواهد می‌آفریند! هنگامی که چیزی را مقرر دارد (و فرمان هستی آن را صادر کند)، فقط به آن می‌گوید: «موجود باش!» آن نیز فورا موجود می‌شود.///گفت پروردگارا چگونه باشدم فرزندی و به من نزدیک نشده است بشری گفت بدینسان خدا بیافرد هرچه را خواهد چون بگذراند کاری را جز این نیست که گویدش بشو پس بشود///(مریم) گفت: «پروردگارم! کی مرا فرزندی خواهد بود، حال آنکه بشری با من هم‌‌بستر نشده‌است‌؟» گفت: «چنین است (کار پروردگار). هر چه بخواهد می‌آفریند، هنگامی که به کاری فرمان دهد، فقط به آن می‌گوید: «شو.» پس می‌شود.» quran_en_fa "And Allah will teach him the Book and Wisdom, the Law and the Gospel, و به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل می‌آموزد.///و به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل می‌آموزد.///خدا به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل مى‌آموزد.///و به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل مى‌آموزد///و به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل مى‌آموزد.///و خداوند به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل را مى‌آموزد.///و خدا به او تعلیم کتاب و حکمت کند و تورات و انجیل آموزد.///و به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل می‌آموزد///و به او، کتاب و دانش و تورات و انجیل، می‌آموزد.///و بیاموزدش کتاب و حکمت و تورات و انجیل را///«و خدا او را کتاب و حکمت و تورات و انجیل می‌آموزد.» quran_en_fa "And (appoint him) a messenger to the Children of Israel, (with this message): "'I have come to you, with a Sign from your Lord, in that I make for you out of clay, as it were, the figure of a bird, and breathe into it, and it becomes a bird by Allah's leave: And I heal those born blind, and the lepers, and I quicken the dead, by Allah's leave; and I declare to you what ye eat, and what ye store in your houses. Surely therein is a Sign for you if ye did believe; و به رسالت و پیامبری به سوی بنی اسرائیل می‌فرستد که [به آنان گوید:] من از سوی پروردگارتان برای شما نشانه‌ای [بر صدق رسالتم] آورده‌ام؛ من از گل برای شما چیزی به شکل پرنده می‌سازم و در آن می‌دمم که به اراده و مشیت خدا پرنده‌ای [زنده و قادر به پرواز] می‌شود؛ و کور مادرزاد و مبتلای به پیسی را بهبود می‌بخشم؛ و مردگان را به اذن خدا زنده می‌کنم؛ و شما را از آنچه می‌خورید و آنچه در خانه هایتان ذخیره می‌کنید خبر می‌دهم؛ مسلما اگر مؤمن باشید این [معجزات] برای شما نشانه‌ای [بر صدق رسالت من] است؛///و به رسالت و پیامبری به سوی بنی اسرائیل می‌فرستد که [به آنان گوید:] من از سوی پروردگارتان برای شما نشانه‌ای [بر صدق رسالتم] آورده‌ام؛ من از گل برای شما چیزی به شکل پرنده می‌سازم و در آن می‌دمم که به اراده و مشیت خدا پرنده‌ای [زنده و قادر به پرواز] می‌شود؛ و کور مادرزاد و مبتلای به پیسی را بهبود می‌بخشم؛ و مردگان را به اذن خدا زنده می‌کنم؛ و شما را از آنچه می‌خورید و آنچه در خانه هایتان ذخیره می‌کنید خبر می‌دهم؛ مسلما اگر مؤمن باشید این [معجزات] برای شما نشانه‌ای [بر صدق رسالت من] است؛///و به رسالت بر بنى اسرائیلش مى‌فرستد که: من با معجزه‌اى از پروردگارتان نزد شما آمده‌ام. برایتان از گل چیزى چون پرنده مى سازم و در آن مى‌دمم، به اذن خدا پرنده‌اى شود، و کور مادرزاد را و برص‌گرفته را شفا مى‌دهم. و به فرمان خدا مرده را زنده مى‌کنم. و به شما مى‌گویم که چه خورده‌اید و در خانه‌هاى خود چه ذخیره کرده‌اید. اگر از مؤمنان باشید، اینها براى شما نشانه‌هاى حقانیت من است.///و او را به عنوان پیامبرى به سوى بنى اسرائیل مى‌فرستد که [مى‌گوید:] با معجزه از پروردگارتان سوى شما آمده‌ام من از گل براى شما چیزى به شکل پرنده مى‌سازم و در آن مى‌دمم و آن به اذن خدا پرنده‌اى مى‌شود، و به اذن خداوند کور مادرزاد و پیس را شفا مى‌دهم و م///و [او را به عنوان‌] پیامبرى به سوى بنى اسرائیل [مى‌فرستد، که او به آنان مى‌گوید:] «در حقیقت، من از جانب پروردگارتان برایتان معجزه‌اى آورده‌ام: من از گل براى شما [چیزى‌] به شکل پرنده مى‌سازم، آنگاه در آن مى‌دمم، پس به اذن خدا پرنده‌اى مى شود؛ و به اذن خدا نابیناى مادرزاد و پیس را بهبود مى‌بخشم؛ و مردگان را زنده مى‌گردانم؛ و شما را از آنچه مى‌خورید و در خانه هایتان ذخیره مى‌کنید، خبر مى‌دهم؛ مسلما در این [معجزات‌]، براى شما -اگر مؤمن باشید- عبرت است.»///و [عیسى را به] پیامبرى به سوى بنى‌اسرائیل [فرستاد تا بگوید]: «من از سوى پروردگارتان براى شما نشانه‌اى آورده‌ام. من براى شما از گل، [مجسمه‌ای] به شکل پرنده مى‌سازم، سپس در آن مى‌دمم، پس به اراده و اذن خداوند پرنده‌اى مى‌گردد. و نیز با اذن خدا کور مادرزاد و مبتلایان به پیسى را بهبود مى‌بخشم و مردگان را زنده مى‌کنم و از آنچه مى‌خورید و آنچه در خانه‌هایتان ذخیره مى‌کنید به شما خبر مى‌دهم، به راستى اگر ایمان داشته باشید، در این معجزات براى شما نشانه و عبرتى است.///و او را به رسالت به سوی بنی اسرائیل فرستد که به آنان گوید: من از طرف خدا معجزی آورده‌ام، من از گل مجسمه مرغی ساخته و بر آن (نفس قدسی) بدمم تا به امر خدا مرغی گردد، و کور مادر زاد و مبتلای به پیسی را به امر خدا شفا دهم، و مردگان را به امر خدا زنده کنم، و به شما (از غیب) خبر دهم که در خانه‌هاتان چه می‌خورید و چه ذخیره می‌کنید. این معجزات برای شما حجت و نشانه (حقانیت من) است اگر اهل ایمان هستید.///و پیامبری است به سوی بنی‌اسرائیل که [با آنان می‌گوید] من از سوی پروردگارتان برای شما معجزه‌ای آورده‌ام، که از گل برای شما چیزی به هیئت پرنده می‌سازم و در آن می‌دمم و آن به اذن الهی پرنده‌ [ی جاندار] می‌شود، و به اذن الهی نابینای مادرزاد و پیس را بهبود می‌بخشم و مردگان را زنده می‌کنم، و از آنچه می‌خورید و در خانه‌هایتان ذخیره می‌کنید به شما خبر می‌دهم، اگر اهل ایمان باشید در این برای شما مایه آگاهی و عبرت است‌///و (او را به عنوان) رسول و فرستاده به سوی بنی اسرائیل (قرار داده، که به آنها می‌گوید:) من نشانه‌ای از طرف پروردگار شما، برایتان آورده‌ام؛ من از گل، چیزی به شکل پرنده می‌سازم؛ سپس در آن می‌دمم و به فرمان خدا، پرنده‌ای می‌گردد. و به اذن خدا، کور مادرزاد و مبتلایان به برص [= پیسی‌] را بهبودی می‌بخشم؛ و مردگان را به اذن خدا زنده می‌کنم؛ و از آنچه می‌خورید، و در خانه‌های خود ذخیره می‌کنید، به شما خبر می‌دهم؛ مسلما در اینها، نشانه‌ای برای شماست، اگر ایمان داشته باشید!///و فرستاده‌ای به سوی بنی‌اسرائیل که آوردم شما را آیتی از پروردگار شما که می‌آفرم برای شما از گل مانند پیکر پرنده و می‌دمم در آن پس می‌شود پرنده‌ای به اذن خدا و بهبودی دهم کور مادرزاد و پیس را و زنده کنم مردگان را به اذن خدا و آگهی دهم شما را از آنچه می‌خورید و آنچه در خانه‌های خود نگه می‌دارید همانا در این است آیتی برای شما اگر هستید مؤمنان‌///و حال آنکه پیامبری است سوی بنی‌‌اسرائیل. (به آنان می‌گوید:) «بی‌گمان من از جانب پروردگارتان برایتان نشانه‌ای (ربانی) آورده‌ام؛ که من به‌راستی از گل برای شما (چیزی) به شکل پرنده می‌سازم، آن‌گاه در آن می‌دمم، پس به اذن خدا پرنده‌ای می‌شود؛ و به اذن خدا نابینای مادرزاد و پیس را بهبود می‌بخشم، و مردگان را به اذن خدا زنده می‌گردانم، و شما را از آنچه می‌خورید و در خانه‌‌هایتان ذخیره می‌کنید، خبری مهم می‌دهم. به‌راستی در این کارهای بزرگ، برایتان - اگر مؤمن بوده‌اید- بی‌گمان نشانه‌ای (ربانی) است.» quran_en_fa "'(I have come to you), to attest the Law which was before me. And to make lawful to you part of what was (Before) forbidden to you; I have come to you with a Sign from your Lord. So fear Allah, and obey me. وآنچه را از تورات پیش از من بوده، تصدیق دارم و [آمده‌ام] تا برخی از چیزهایی را که [در گذشته به سزای ستمکاری وگناهانتان] بر شما حرام شده حلال کنم، وبرای شما نشانه‌ای [برصدق رسالتم] از سوی پروردگارتان آورده‌ام؛ پس [ای بنی اسرائیل!] از خدا پروا کنید و مرا فرمان برید؛///وآنچه را از تورات پیش از من بوده، تصدیق دارم و [آمده‌ام] تا برخی از چیزهایی را که [در گذشته به سزای ستمکاری وگناهانتان] بر شما حرام شده حلال کنم، وبرای شما نشانه‌ای [برصدق رسالتم] از سوی پروردگارتان آورده‌ام؛ پس [ای بنی اسرائیل!] از خدا پروا کنید و مرا فرمان برید؛///تورات حاضر را تصدیق مى‌کنم و پاره‌اى از چیزهایى را که بر شما حرام شده حلال مى‌کنم. با نشانى از پروردگارتان نزد شما آمده‌ام. از خداى بترسید و از من اطاعت کنید.///و تورات را که پیش از من نازل شده تصدیق مى‌کنم و [آمده‌ام‌] تا برخى چیزها را که بر شما حرام شده برایتان حلال کنم، و از سوى پروردگارتان براى شما معجزه‌اى آورده‌ام، پس از خدا بترسید و از من فرمان برید///و [مى‌گوید: «آمده‌ام تا] تورات را که پیش از من [نازل شده‌] است تصدیق کننده باشم، و تا پاره‌اى از آنچه را که بر شما حرام گردیده، براى شما حلال کنم، و از جانب پروردگارتان براى شما نشانه‌اى آورده‌ام. پس، از خدا پروا دارید و مرا اطاعت کنید.»///من تصدیق‌کننده‌ی توراتى هستم که پیش روى من است و [آمده‌ام] تا برخى از چیزهایى را که بر شما [به عنوان تنبیه] حرام شده بود، برایتان حلال کنم. و از جانب پروردگارتان براى شما نشانه‌اى آورده‌ام. پس، از خداوند پروا و از من اطاعت کنید.///و (آمده‌ام) در حالی که کتاب تورات شما را تصدیق کنم و حلال گردانم بعض چیزهایی را که بر شما حرام شده بود، و از طرف خداوند برای شما معجزی آورده‌ام، پس (ای بنی اسرائیل) از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید.///همچنین گواهی‌دهنده بر [صدق‌] تورات هستم که پیش روی من است [و برانگیخته شده‌ام‌] که بعضی از آنچه بر شما حرام بوده است، حلال کنم و معجزه‌ای از سوی پروردگارتان برای شما آورده‌ام، پس از خداوند پروا و از من پیروی کنید///و آنچه را پیش از من از تورات بوده، تصدیق می‌کنم؛ و (آمده‌ام) تا پاره‌ای از چیزهایی را که (بر اثر ظلم و گناه،) بر شما حرام شده، (مانند گوشت بعضی از چهارپایان و ماهیها،) حلال کنم؛ و نشانه‌ای از طرف پروردگار شما، برایتان آورده‌ام؛ پس از خدا بترسید، و مرا اطاعت کنید!///و تصدیق‌کننده آنچه پیش روی من است از تورات و تا حلال کنم برای شما بعض آنچه حرام بوده است بر شما و آوردم شما را آیتی از پروردگار شما پس بترسید خدا را و مرا فرمان برید///«و آنچه از تورات را که پیش روی من است تصدیق‌‌کننده‌ام. و تا پاره‌ای از آنچه را که بر شما حرام گردیده، برایتان حلال کنم. و از جانب پروردگارتان برایتان نشانه‌ای آورده‌ام، پس از خدا پروا بدارید و مرا اطاعت کنید.» quran_en_fa "'It is Allah Who is my Lord and your Lord; then worship Him. This is a Way that is straight.'" یقینا خدا پروردگار من و پرودگار شماست؛ پس او را بپرستید، این است راه راست.///یقینا خدا پروردگار من و پرودگار شماست؛ پس او را بپرستید، این است راه راست.///الله پروردگار من و شماست. بپرستیدش که راه راست این است.///به راستى خداى یکتا پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید که راه درست همین است/// «در حقیقت، خداوند پروردگار من و پروردگار شماست؛ پس او را بپرستید [که] راه راست این است.»///به راستى که خداوند، پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید که این راه مستقیم است.»///همانا خداست پروردگار من و شما، او را بپرستید، که همین است راه راست.///خداوند پروردگار من و پروردگار شماست، او را بپرستید که راه راست همین است‌///خداوند، پروردگار من و شماست؛ او را بپرستید (نه من، و نه چیز دیگر را)! این است راه راست!»///همانا خدا است پروردگار من و شما پس بپرستیدش این است راهی راست‌///«همواره، خدا پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید؛ این است راهی بس راهوار و راست.» quran_en_fa When Jesus found Unbelief on their part He said: "Who will be My helpers to (the work of) Allah?" Said the disciples: "We are Allah's helpers: We believe in Allah, and do thou bear witness that we are Muslims. زمانی که عیسی از آنان احساس کفر کرد، گفت: [برای اقامه دین و سلوک و حرکت] کیانند یاران من به سوی خدا؟ حواریون گفتند: ما یاران خداییم، به خدا ایمان آوردیم؛ و گواه باش که ما در برابر خدا [و فرمان‌ها و احکام او] تسلیم هستیم.///زمانی که عیسی از آنان احساس کفر کرد، گفت: [برای اقامه دین و سلوک و حرکت] کیانند یاران من به سوی خدا؟ حواریون گفتند: ما یاران خداییم، به خدا ایمان آوردیم؛ و گواه باش که ما در برابر خدا [و فرمان‌ها و احکام او] تسلیم هستیم.///چون عیسى دریافت که به او ایمان نمى‌آورند، گفت: چه کسانى در راه خدا یاران منند؟ حواریان گفتند: ما یاران خداییم. به خدا ایمان آوردیم. شهادت ده که ما تسلیم هستیم:///پس وقتى عیسى به کفر آنها پى برد، گفت: یاوران من در راه خدا چه کسانند؟ حواریون گفتند: ما یاوران خداییم، به خداوند ایمان آورده‌ایم و گواه باش که ما فرمانبرداریم///چون عیسى از آنان احساس کفر کرد، گفت: «یاران من در راه خدا چه کسانند؟» حواریون گفتند: «ما یاران [دین‌] خداییم، به خدا ایمان آورده‌ایم؛ و گواه باش که ما تسلیم [او] هستیم.»///پس چون عیسى از بنى‌اسرائیل احساس کفر کرد، گفت: «کیست که یاور من [در حرکت] به سوى خدا شود؟» حواریون گفتند: «ما یاوران [دین] خداییم، به خداوند ایمان آورده‌ایم، و تو گواهى ده که ما تسلیم [خدا] هستیم.///پس چون عیسی به یقین دریافت که قوم ایمان نخواهند آورد، گفت: کیست که با من دین خدا را یاری کند؟ حواریون (شاگردان خاص او) گفتند: ما یاری کنندگان دین خداییم، به خدا ایمان آورده‌ایم، و گواهی ده که ما تسلیم فرمان اوییم.///سپس، هنگامی که عیسی به کفر آنان پی برد، گفت یاوران من در راه خداوند کیستند؟ حواریون گفتند ما یاوران [دین‌] الهی هستیم، به خداوند ایمان آورده‌ایم و گواه باش که ما فرمانبرداریم‌///هنگامی که عیسی از آنان احساس کفر (و مخالفت) کرد، گفت: «کیست که یاور من به سوی خدا (برای تبلیغ آیین او) گردد؟» حواریان [= شاگردان مخصوص او] گفتند: «ما یاوران خداییم؛ به خدا ایمان آوردیم؛ و تو (نیز) گواه باش که ما اسلام آورده‌ایم.///و هنگامی که احساس کرد عیسی از ایشان کفر را گفت کیستند یاران من به سوی خدا گفتند حواریون مائیم یاران خدا ایمان آوردیم به خدا و گواه باش که مائیم مسلمانان‌///پس چون عیسی از آنان احساس کفر کرد، گفت: «یاران من سوی خدا کیانند؟» حواریان گفتند: «ما یاران (تو به سوی) خداییم، به خدا ایمان آوردیم و گواه باش که ما بی‌گمان تسلیم (او) هستیم.» quran_en_fa "Our Lord! we believe in what Thou hast revealed, and we follow the Messenger; then write us down among those who bear witness." پروردگارا! به آنچه نازل کردی ایمان آوردیم و از این پیامبر پیروی کردیم؛ پس ما را در زمره گواهان [که پیامبران تواند] بنویس.///پروردگارا! به آنچه نازل کردی ایمان آوردیم و از این پیامبر پیروی کردیم؛ پس ما را در زمره گواهان [که پیامبران تواند] بنویس.///اى پروردگار ما، به آنچه نازل کرده‌اى ایمان آوردیم و از رسول پیروى کردیم، ما را در شمار گواهى‌دهندگان بنویس.///پروردگارا! به آنچه نازل کرده‌اى ایمان آوردیم و از پیامبر پیروى کردیم پس نام ما را در زمره‌ى شاهدان بنویس///پروردگارا، به آنچه نازل کردى گرویدیم و فرستاده‌ [ات‌] را پیروى کردیم؛ پس ما را در زمره گواهان بنویس.///پروردگارا! به آنچه نازل کرده‌اى، ایمان آوردیم و از فرستاده [تو] پیروى نمودیم، پس ما را در زمره گواهان بنویس.»///پروردگارا ما به کتابی که فرستادی ایمان آورده و از رسول تو پیروی کردیم، نام ما را در صحیفه اهل یقین ثبت فرما.///پروردگارا به آنچه نازل کرده‌ای ایمان آوردیم و از پیامبرت پیروی کردیم پس ما را در زمره گواهان بنویس‌///پروردگارا! به آنچه نازل کرده‌ای، ایمان آوردیم و از فرستاده (تو) پیروی نمودیم؛ ما را در زمره گواهان بنویس!»///پروردگارا ایمان آوردیم بدانچه فرستادی و پیروی کردیم پیمبر را پس بنویس ما را با گواهان‌///«پروردگارمان! (ما) به آنچه تو نازل کردی ایمان آوردیم و فرستاده (ات) را پیروی کردیم، پس ما را با (زمره‌ی) گواهان (در این سامان) ثبت فرمای.» quran_en_fa And (the unbelievers) plotted and planned, and Allah too planned, and the best of planners is Allah. و [کافران از بنی اسرائیل درباره عیسی و آیینش] نیرنگ زدند، و خدا هم جزای نیرنگشان را داد؛ و خدا بهترین جزا دهنده نیرنگ زنندگان است.///و [کافران از بنی اسرائیل درباره عیسی و آیینش] نیرنگ زدند، و خدا هم جزای نیرنگشان را داد؛ و خدا بهترین جزا دهنده نیرنگ زنندگان است.///آنان مکر کردند، و خدا هم مکر کرد، و خدا بهترین مکرکنندگان است.///آنها مکر کردند و خدا هم [در پاسخ آنها] مکر در میان آورد و خدا ماهرترین مکر کنندگان است///و [دشمنان‌] مکر ورزیدند، و خدا [در پاسخشان‌] مکر در میان آورد، و خداوند بهترین مکرانگیزان است.///و [یهود براى نابودى عیسی و آیینش] توطئه کردند. خداوند نیز [براى حفظ او و آیینش] تدبیر نمود. و خداوند بهترین تدبیرکننده است.///یهود با خدا مکر کردند و خدا هم در مقابل با آنها مکر کرد، و خدا از همه بهتر تواند مکر کرد.///و [منکران‌] مکرورزیدند و خداوند هم [در پاسخشان‌] مکر در میان آورد، و خداوند بهترین مکرانگیزان است‌///و (یهود و دشمنان مسیح، برای نابودی او و آیینش،) نقشه کشیدند؛ و خداوند (بر حفظ او و آیینش،) چاره‌جویی کرد؛ و خداوند، بهترین چاره‌جویان است.///و مکر کردند و مکر کرد خدا و خدا است بهترین مکرکنندگان‌///و (دشمنان) مکر کردند و خدا (هم در پاسخشان) مکر کرد، و خدا بهترین مکرکنندگان است‌. quran_en_fa Behold! Allah said: "O Jesus! I will take thee and raise thee to Myself and clear thee (of the falsehoods) of those who blaspheme; I will make those who follow thee superior to those who reject faith, to the Day of Resurrection: Then shall ye all return unto me, and I will judge between you of the matters wherein ye dispute. [یاد کنید] هنگامی که خدا فرمود: ای عیسی! من تو را [از روی زمین و از میان مردم] بر می‌گیرم، و به سوی خود بالا می‌برم، و از بودن در میان اجتماع آلوده کافران پاک می‌کنم، و آنان را که از تو پیروی کردند تا روز قیامت برتر از کسانی که کافر شدند قرار می‌دهم؛ سپس بازگشت شما به سوی من است، و در میان شما در آنچه با هم اختلاف داشتید [به حق و عدالت] داوری می‌کنم؛///[یاد کنید] هنگامی که خدا فرمود: ای عیسی! من تو را [از روی زمین و از میان مردم] بر می‌گیرم، و به سوی خود بالا می‌برم، و از بودن در میان اجتماع آلوده کافران پاک می‌کنم، و آنان را که از تو پیروی کردند تا روز قیامت برتر از کسانی که کافر شدند قرار می‌دهم؛ سپس بازگشت شما به سوی من است، و در میان شما در آنچه با هم اختلاف داشتید [به حق و عدالت] داوری می‌کنم؛///آنگاه خدا گفت: اى عیسى، من تو را مى‌میرانم، و به سوى خود برمى آورم، و از کافران دور مى‌سازم، و تا روز قیامت آنان را که از تو پیروى کنند فراز کافران قرار خواهم داد. سپس بازگشت همه شما به سوى من است و من در آنچه اختلاف مى‌کردید میانتان حکم مى‌کنم.///آن‌گاه که خدا فرمود: اى عیسى! من تو را برگرفته و به سوى خود بالا مى‌برم و تو را از [آلودگى‌] کافران پاک مى‌سازم و پیروان تو را تا روز قیامت فوق کافران قرار مى‌دهم، سپس بازگشت شما به سوى من است، پس در آنچه بر سر آن اختلاف داشتید در میانتان داورى مى‌کن/// [یاد کن‌] هنگامى را که خدا گفت: «اى عیسى، من تو را برگرفته و به سوى خویش بالا مى‌برم، و تو را از [آلایش‌] کسانى که کفر ورزیده‌اند پاک مى‌گردانم، و تا روز رستاخیز، کسانى را که از تو پیروى کرده‌اند، فوق کسانى که کافر شده‌اند قرار خواهم داد؛ آنگاه فرجام شما به سوى من است، پس در آنچه بر سر آن اختلاف مى‌کردید میان شما داورى خواهم کرد.///هنگامى که خدا فرمود: «اى عیسى! من تو را [از زمین] برگرفته، به سوى خود بالا مى‌برم و تو را از کسانى که کافر شدند، پاک [و دور] مى‌سازم، و تا روز قیامت پیروان تو را بر کافران برترى خواهم داد.» سپس بازگشت شما به سوى من است، پس در آنچه اختلاف داشتید، میان شما داورى خواهم کرد.///(به یاد آر) وقتی که خدا فرمود: ای عیسی، همانا من (روح) تو را قبض نموده و به سوی (آسمان قرب) خود بالا برم و تو را پاک و منزه از (معاشرت و آلایش) کافران گردانم و پیروان تو را بر کافران تا روز قیامت برتری دهم، آن گاه بازگشت شما به سوی من خواهد بود، پس (به حق) حکم کنم در آنچه بر سر آن با هم به نزاع بر می‌خاستید.///و چنین بود که خداوند فرمود ای عیسی من فراگیرنده [روح‌] تو و برکشنده‌ات به سوی خویش و رهایی‌دهنده‌ات از [شر] کافرانم و پیروان تو را تا روز قیامت از کافران برتر می‌دارم، سپس بازگشت شما به سوی من است، و در آنچه اختلاف دارید داوری خواهم کرد///(به یاد آورید) هنگامی را که خدا به عیسی فرمود: «من تو را برمی‌گیرم و به سوی خود، بالا می‌برم و تو را از کسانی که کافر شدند، پاک می‌سازم؛ و کسانی را که از تو پیروی کردند، تا روز رستاخیز، برتر از کسانی که کافر شدند، قرارمی‌دهم؛ سپس بازگشت شما به سوی من است و در میان شما، در آنچه اختلاف داشتید، داوری می‌کنم.///هنگامی که گفت خدا ای عیسی همانا بازگیرنده‌ام تو را و بالابرنده‌ام تو را به سوی خود و پاک‌کننده‌ام تو را از آنان که کفر ورزیدند و گرداننده‌ام آنان را که پیرویت کردند برتر از آنان که کفر ورزیدند تا روز قیامت سپس به سوی من است بازگشت شما پس حکم کنم میان شما در آنچه بودید در آن اختلاف می‌کردید///چون خدا گفت: «عیسی! من تو را به تمامی برگیرنده و سوی (آسمان) خویش بالا‌برنده‌ام. و تو را از (آلایش) کسانی که کفر ورزیده‌اند پاک‌‌کننده‌ام، و تا روز رستاخیز، کسانی را که از تو پیروی کردند، برتر از کسانی که کافر شدند قراردهنده‌ام. سپس بازگشت شما تنها سوی من است. پس در آنچه در (باره‌ی) آن اختلاف می‌کرده‌اید، میان شما داوری خواهم کرد.» quran_en_fa "As to those who reject faith, I will punish them with terrible agony in this world and in the Hereafter, nor will they have anyone to help." اما کسانی که کافر شدند، آنان را در دنیا و آخرت به عذابی سخت شکنجه می‌کنم و برای آنان هیچ یاوری نخواهد بود؛///اما کسانی که کافر شدند، آنان را در دنیا و آخرت به عذابی سخت شکنجه می‌کنم و برای آنان هیچ یاوری نخواهد بود؛///اما آنان را که کافر شدند، در دنیا و آخرت به سختى عذاب خواهم کرد و آنها را مددکارانى نیست.///اما کسانى که کافر شدند، آنها را در دنیا و آخرت به عذابى سخت دچار مى‌سازم و هیچ یاورى نخواهند داشت///اما کسانى که کفر ورزیدند، در دنیا و آخرت به سختى عذابشان کنم و یاورانى نخواهند داشت.///و اما گروهى که کافر شدند، [و با شناخت حق، آن را انکار کردند،] در دنیا و آخرت به عذابى سخت مجازاتشان خواهم کرد. و براى آنها هیچ یاورى نیست.///پس آن گروهی را که کافر شدند به عذابی سخت در دنیا و آخرت معذب گردانم، و (برای نجاتشان) هیچ کس به آنها مدد و یاری نخواهد کرد.///آنگاه کافران را در دنیا و آخرت به عذابی شدید دچار می‌کنم، و یاورانی ندارند///اما آنها که کافر شدند، (و پس از شناختن حق، آن را انکار کردند،) در دنیا و آخرت، آنان را مجازات دردناکی خواهم کرد؛ و برای آنها، یاورانی نیست.///پس آنان که کفر ورزیدند عذابشان کنم عذابی سخت در دنیا و آخرت و نیستشان یارانی‌///«پس اما کسانی که کفر ورزیدند، در دنیا و آخرت به سختی عذابشان کنم، و هیچ‌ (گونه) یاورانی ندارند.» quran_en_fa "As to those who believe and work righteousness, Allah will pay them (in full) their reward; but Allah loveth not those who do wrong." و اما کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، خدا پاداششان را به طور کامل می‌دهد؛ و خدا ستمکاران را [که به دین کافر شدند، یا از دین فقط به اسم آن قناعت کردند] دوست ندارد.///و اما کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، خدا پاداششان را به طور کامل می‌دهد؛ و خدا ستمکاران را [که به دین کافر شدند، یا از دین فقط به اسم آن قناعت کردند] دوست ندارد.///اما آنان که ایمان آوردند و کارهاى نیک کردند، خدا مزدشان را به تمامى خواهد داد. خدا ستمکاران را دوست ندارد.///ولى کسانى که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادند اجرشان را به تمامى بدهد و خدا ستمکاران را دوست نمى‌دارد///و اما کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، [خداوند] مزدشان را به تمامى به آنان مى‌دهد. و خداوند، بیدادگران را دوست نمى‌دارد.///و اما کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته انجام دادند، [خداوند] پاداش‌هاى آنها را به طور کامل خواهد داد. و خداوند ستمگران را دوست نمى‌دارد.///اما آنان که ایمان آورده و نیکوکار شدند، خدا اجر تمام و کامل به آنها عطا کند، و خدا هرگز ستمکاران را دوست نمی‌دارد.///ولی کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، پاداشهایشان را به تمامی می‌دهد و خداوند ستمکاران را دوست ندارد///اما آنها که ایمان آوردند، و اعمال صالح انجام دادند، خداوند پاداش آنان را بطور کامل خواهد داد؛ و خداوند، ستمکاران را دوست نمی‌دارد.»///و اما آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند پس سراسر دهد بدیشان پاداششان را و خدا نیست دوستدار ستمگران‌///«و اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته (ی ایمان) کرده‌اند، (خدا) مزدهاشان را تماما بدیشان می‌دهد. و خدا بیدادگران را دوست نمی‌دارد.» quran_en_fa "This is what we rehearse unto thee of the Signs and the Message of Wisdom." این داستان هایی که بر تو می‌خوانیم از آیات [الهی] و پندهای حکیمانه است.///این داستان هایی که بر تو می‌خوانیم از آیات [الهی] و پندهای حکیمانه است.///اینها که بر تو مى‌خوانیم از آیات و اندرزهاى حکمت‌آمیز است.///اینها که بر تو مى‌خوانیم از آیه‌ها و اندرز و حکمت‌آمیز است///اینهاست که ما آن را از آیات و قرآن حکمت‌آمیز بر تو مى‌خوانیم.///[اى پیامبر!] آنچه بر تو مى‌خوانیم، آیه‌ها و اندرز حکمت‌آمیز است.///این سخنان که بر تو می‌خوانیم از آیات الهی و ذکر حکمت آموز است.///اینها [همه را] از آیات خویش و قرآن حکمت‌آمیز بر تو می‌خوانیم‌///اینها را که بر تو می‌خوانیم، از نشانه‌ها (ی حقانیت تو) است، و یادآوری حکیمانه است.///این را همی‌خوانیمش بر تو از آیتها و یادداشت حکمت‌آمیز (استوار)///این از آیات (با عظمت قرآنی) و یادواره‌ی پر حکمت است (که) ما آن را بر تو می‌خوانیم. quran_en_fa The similitude of Jesus before Allah is as that of Adam; He created him from dust, then said to him: "Be". And he was. قطعا داستان عیسی نزد خدا [از نظر چگونگی آفرینش] مانند داستان آدم است که [پیکر] او را از خاک آفرید، سپس به او فرمود: [موجود زنده] باش؛ پس بی درنگ [موجود زنده] شد.///قطعا داستان عیسی نزد خدا [از نظر چگونگی آفرینش] مانند داستان آدم است که [پیکر] او را از خاک آفرید، سپس به او فرمود: [موجود زنده] باش؛ پس بی درنگ [موجود زنده] شد.///مثل عیسى در نزد خدا، چون مثل آدم است که او را از خاک بیافرید و به او گفت: موجود شو. پس موجود شد.///حکایت عیسى نزد خدا چون حکایت آدم است که او را از خاک آفرید سپس به او گفت: باش، پس وجود یافت///در واقع، مثل عیسى نزد خدا همچون مثل [خلقت‌] آدم است [که‌] او را از خاک آفرید؛ سپس بدو گفت: «باش»؛ پس وجود یافت.///مثل [آفرینش] عیسى نزد خداوند، همچون مثل [آفرینش] آدم است که او را از خاک آفرید و سپس به او فرمود: «باش!» پس [بى‌درنگ] موجود شد.///همانا مثل (خلقت) عیسی به امر خدا مثل خلقت آدم است که او را از خاک بساخت، سپس بدان خاک گفت: (بشری به حد کمال) باش، همان دم چنان گشت.///شان [آفرینش‌] عیسی برای خداوند همچون شان [آفرینش‌] آدم است که او را از خاک آفرید، سپس به او گفت موجود شو و بی‌درنگ موجود شد///مثل عیسی در نزد خدا، همچون آدم است؛ که او را از خاک آفرید، و سپس به او فرمود: «موجود باش!» او هم فورا موجود شد. (بنابر این، ولادت مسیح بدون پدر، هرگز دلیل بر الوهیت او نیست.)///همانا مثل عیسی نزد خدا مانند آدم است بیافریدش از خاک پس بدو گفت بشو پس شد///همواره، مثل (آفرینش) عیسی نزد خدا همچون مثل (آفرینش) آدم است: او را از خاک آفرید، سپس بدو گفت: «شو.» پس می‌شود. quran_en_fa The Truth (comes) from Allah alone; so be not of those who doubt. حق از [ناحیه] پروردگار توست؛ بنابراین از تردیدکنندگان مباش.///حق از [ناحیه] پروردگار توست؛ بنابراین از تردیدکنندگان مباش.///این سخن حق از جانب پروردگار تو است. از تردیدکنندگان مباش.///حق [همین است که‌] از جانب پروردگار توست. پس، از تردید کنندگان مباش/// [آنچه درباره عیسى گفته شد] حق [و] از جانب پروردگار تو است. پس، از تردیدکنندگان مباش.///[سخن] حق از جانب پروردگار توست، پس از تردید‌کنندگان مباش.///سخن حق همان است که از جانب خدا به تو رسید، مبادا هیچ گاه در آن شک کنی!///این حقایق از سوی پروردگار تو است، پس هرگز از دودلان مباش‌///اینها حقیقتی است از جانب پروردگار تو؛ بنابر این، از تردید کنندگان مباش!///حق از پروردگار تو است پس نباش از شک‌کنندگان‌///تمامی حق (تنها) از پروردگار تو است، پس از تردیدکنندگان مباش. quran_en_fa If any one disputes in this matter with thee, now after (full) knowledge Hath come to thee, say: "Come! let us gather together,- our sons and your sons, our women and your women, ourselves and yourselves: Then let us earnestly pray, and invoke the curse of Allah on those who lie!" پس هر که با تو درباره او [عیسی] پس از آنکه بر تو [به واسطه وحی، نسبت به احوال وی] علم و آگاهی آمد، مجادله و ستیز کند، بگو: بیایید ما پسرانمان را و شما پسرانتان را، و ما زنانمان را و شما زنانتان را، و ما نفوسمان را و شما نفوستان را دعوت کنیم؛ سپس یکدیگر را نفرین نماییم، پس لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم///پس هر که با تو درباره او [عیسی] پس از آنکه بر تو [به واسطه وحی، نسبت به احوال وی] علم و آگاهی آمد، مجادله و ستیز کند، بگو: بیایید ما پسرانمان را و شما پسرانتان را، و ما زنانمان را و شما زنانتان را، و ما نفوسمان را و شما نفوستان را دعوت کنیم؛ سپس یکدیگر را نفرین نماییم، پس لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم///از آن پس که به آگاهى رسیده‌اى، هر کس که درباره او با تو مجادله کند، بگو: بیایید تا حاضر آوریم، ما فرزندان خود را و شما فرزندان خود را، ما زنان خود را و شما زنان خود را، ما برادران خود را و شما برادران خود را. آنگاه دعا و تضرع کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان بفرستیم.///پس هر که با وجود دانشى که [در باره‌ى عیسى‌] سوى تو آمد با تو محاجه کرد بگو: بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و کسان نزدیکمان و کسان نزدیکتان را فرا خوانیم، سپس [به درگاه خدا] تضرع کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم///پس هر که در این [باره‌] پس از دانشى که تو را [حاصل‌] آمده، با تو محاجه کند، بگو: «بیایید پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان، و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم؛ سپس مباهله کنیم، و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»///هرگاه بعد از علم و دانشى که به تو رسیده است، [باز] کسى درباره عیسى به ستیز و محاجه با تو برخیزد بگو: «بیایید ما پسران خود را دعوت کنیم، شما نیز پسران خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما نیز زنان خود را، ما خودمان را [و کسى را که همچون جان ماست،] دعوت کنیم، شما نیز خودتان را، سپس [به درگاه خدا] مباهله و زارى کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»///پس هر کس با تو درباره عیسی در مقام مجادله برآید بعد از آنکه به احوال او آگاهی یافتی، بگو: بیایید ما و شما فرزندان و زنان و کسانی را که به منزله خودمان هستند بخوانیم، سپس به مباهله برخیزیم (در حق یکدیگر نفرین کنیم) تا دروغگویان (و کافران) را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم.///و هرکس که پس از فرا رسیدن علم [وحی‌] به تو درباره او [عیسی‌] با تو محاجه کند بگو بیایید ما پسرانمان و شما پسرانتان، ما زنانمان و شما زنانتان، ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را بخوانیم، سپس [به درگاه خداوند] تضرع کنیم و بخواهیم که لعنت الهی بر دروغگویان فرود آید///هرگاه بعد از علم و دانشی که (در باره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.///پس هر که بستیزد با تو در آن از پس آنچه بیامده است تو را از دانش بگو بیائید بخوانیم فرزندان ما و فرزندان شما را و زنان ما و زنان شما را و ما خود و شما خویش را سپس نفرین کنیم پس بگردانیم لعنت خدا را بر دروغگویان‌///پس هر کس در این (حقیقت) بعد از علم وحیانی که تو را (حاصل) آمده، با تو محاجه کند، بگو: «بیایید پسرانمان و پسرانتان را و زنانمان و زنانتان را و خودهامان و خودهاتان را فراخوانیم، سپس مباهله (و تقاضای لعنت) کنیم، پس لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.» quran_en_fa This is the true account: There is no god except Allah; and Allah-He is indeed the Exalted in Power, the Wise. یقینا این [واقعیاتی که بیان شد،] همان داستان راست و درست [مسیح] است؛ [و الوهیت او یا فرزند خدا بودنش از پندارهای واهی و ادعاهای باطل نصاری است] و هیچ معبودی جز خدا نیست؛ و یقینا خداست که توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///یقینا این [واقعیاتی که بیان شد،] همان داستان راست و درست [مسیح] است؛ [و الوهیت او یا فرزند خدا بودنش از پندارهای واهی و ادعاهای باطل نصاری است] و هیچ معبودی جز خدا نیست؛ و یقینا خداست که توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///همانا این داستانى است راست و درست. جز الله هیچ خدایى نیست. او خدایى پیروزمند و حکیم است.///به راستى حکایت واقعى [مسیح‌] همین است و معبودى جز خدا نیست، و خداوند است که یقینا، شکست ناپذیر حکیم است///آرى، داستان درست [مسیح‌] همین است؛ و معبودى جز خدا نیست، و خداست که در واقع، همان شکست‌ناپذیر حکیم است.///به راستى، داستان درست [زندگى مسیح] همین است [الوهیت او، یا فرزند خدا بودنش، بى‌اساس است.] و هیچ معبودى جز خداوند نیست و به یقین، تنها خدا مقتدر حکیم است.///این داستان به حقیقت سخن حق است، و جز آن خدای یکتا خدایی نیست، و همانا خداست که (بر همه کار) توانا و (به حقایق) داناست.///اینها حدیث حق و حقیقت است و خدایی جز خداوند نیست، و خداوند پیروزمند فرزانه است‌///این همان سرگذشت واقعی (مسیح) است. (و ادعاهایی همچون الوهیت او، یا فرزند خدا بودنش، بی‌اساس است.) و هیچ معبودی، جز خداوند یگانه نیست؛ و خداوند توانا و حکیم است.///همانا این است داستانهای حق و نیست خدائی جز خدا و همانا خدا است عزتمند حکیم‌///بی‌گمان این به‌راستی همان تمام حقیقت داستان گلچین شده و پیگیر گشته (ی مسیح) است؛ و هیچ معبودی جز خدا نیست و خدا همواره به‌درستی همان عزیز فرزانه است. quran_en_fa But if they turn back, Allah hath full knowledge of those who do mischief. چنانچه [با این همه دلایل روشن از اعتراف به توحید و پذیرفتن اسلام] روی گرداندند، [بدانند که] یقینا خدا به [وضع و حال] مفسدان آگاه است.///چنانچه [با این همه دلایل روشن از اعتراف به توحید و پذیرفتن اسلام] روی گرداندند، [بدانند که] یقینا خدا به [وضع و حال] مفسدان آگاه است.///اگر رویگردان شوند، خداوند مفسدان را مى‌شناسد.///پس اگر رویگردان شدند، [بدان که‌] بى‌تردید خدا به [حال‌] مفسدان آگاه است///پس اگر رویگردان شدند، همانا خداوند به [حال‌] مفسدان داناست.///پس اگر از حق روى‌گردان شدند، خداوند به [حال] مفسدان آگاه است.///پس اگر روی از حق بگردانند (باید بترسند که) خدا از (کردار) مفسدان آگاه است.///و اگر رویگردان شدند [بدان که‌] خداوند از تبهکاران آگاه است‌///اگر (با این همه شواهد روشن، باز هم از پذیرش حق) روی گردانند، (بدان که طالب حق نیستند؛ و) خداوند از مفسده‌جویان، آگاه است.///پس اگر روی برگردانیدند همانا خدا دانا است به تبهکاران‌///پس اگر (از آن) رویگردانند، بی‌گمان خدا به (حال) مفسدان بسی داناست. quran_en_fa Say: "O People of the Book! come to common terms as between us and you: That we worship none but Allah; that we associate no partners with him; that we erect not, from among ourselves, Lords and patrons other than Allah." If then they turn back, say ye: "Bear witness that we (at least) are Muslims (bowing to Allah's Will). بگو: ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است [و همه کتاب‌های آسمانی و پیامبران آن را ابلاغ کردند] که جز خدای یگانه را نپرستیم، و چیزی را شریک او قرار ندهیم، و بعضی از ما بعضی را اربابانی به جای خدا نگیرد. پس اگر [از دعوتت به این حقایق] روی گرداندند [تو و پیروانت] بگویید: گواه باشید که ما [در برابر خدا و فرمان‌ها و احکام او] تسلیم هستیم.///بگو: ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است [و همه کتاب‌های آسمانی و پیامبران آن را ابلاغ کردند] که جز خدای یگانه را نپرستیم، و چیزی را شریک او قرار ندهیم، و بعضی از ما بعضی را اربابانی به جای خدا نگیرد. پس اگر [از دعوتت به این حقایق] روی گرداندند [تو و پیروانت] بگویید: گواه باشید که ما [در برابر خدا و فرمان‌ها و احکام او] تسلیم هستیم.///بگو: اى اهل کتاب، بیایید از آن کلمه‌اى که پذیرفته ما و شماست پیروى کنیم: آنکه جز خداى را نپرستیم و هیچ چیز را شریک او نسازیم و بعضى از ما بعضى دیگر را سواى خدا به پرستش نگیرد. اگر آنان رویگردان شدند بگو: شاهد باشید که ما مسلمان هستیم.///بگو: اى اهل کتاب! بیایید بر سر سخنى که میان ما و شما مشترک است بایستیم که جز خدا را نپرستیم و کسى را با او شریک نکنیم و هیچ کس از ما دیگرى را به جاى خداوند صاحب اختیار نگیرد. پس اگر [از این پیشنهاد] اعراض کردند بگویید: شاهد باشید که ما سر به فرمان خد///بگو: «اى اهل کتاب، بیایید بر سر سخنى که میان ما و شما یکسان است بایستیم که: جز خدا را نپرستیم و چیزى را شریک او نگردانیم، و بعضى از ما بعضى دیگر را به جاى خدا به خدایى نگیرد.» پس اگر [از این پیشنهاد] اعراض کردند، بگویید: «شاهد باشید که ما مسلمانیم [نه شما].»///بگو: «اى اهل کتاب! به سوى سخنى بیایید که میان ما و شما مشترک است. که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزى را شریک او قرار ندهیم و بعضى از ما بعضى دیگر را به جاى خدا به خدایی نگیرد.» پس اگر [از این پیشنهاد] سر باز زدند، بگویید: «گواه باشید که ما مسلمان و تسلیم خداییم.»///بگو: ای اهل کتاب، بیایید از آن کلمه حق که میان ما و شما یکسان است پیروی کنیم که به جز خدای یکتا را نپرستیم، و چیزی را با او شریک قرار ندهیم، و برخی برخی را به جای خدا به ربوبیت تعظیم نکنیم. پس اگر از حق روی گردانند بگویید: شما گواه باشید که ما تسلیم فرمان خداوندیم.///بگو ای اهل کتاب بیایید بر سر سخنی که بین ما و شما یکسان است بایستیم که جز خداوند را نپرستیم و برای او هیچ‌گونه شریکی نیاوریم و هیچ‌کس از ما دیگری را به جای خداوند، به خدایی برنگیرد و اگر رویگردان شدند، بگویید شاهد باشید که ما فرمانبرداریم‌///بگو: «ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است؛ که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم؛ و بعضی از ما، بعضی دیگر را -غیر از خدای یگانه- به خدایی نپذیرد.» هرگاه (از این دعوت،) سرباز زنند، بگویید: «گواه باشید که ما مسلمانیم!»///بگو ای اهل کتاب بیائید به سوی سخنی یکسان میان ما و شما که نپرستیم جز خدا را و انباز وی نگردانیم چیزی را و نگیرد بعضی از ما بعضی را خدایانی جز خدا پس اگر پشت کردند بگوئید گواه باشید که مائیم مسلمانان‌///بگو: «هان ای اهل کتاب! فرا سوی سخنی -که میان ما و شما یکسان است- در آیید که: جز خدا را نپرستیم و چیزی را شریک او نپنداریم و بعضی از ما بعضی دیگر را به جای خدا (به عنوان) پروردگارانی برنگیریم.» پس اگر (از این پیشنهاد) رویگردان شدند، بگویید: «شما شاهد باشید که ما بی‌چون و چرا تسلیم (خدا) هستیم.» quran_en_fa Ye People of the Book! Why dispute ye about Abraham, when the Law and the Gospel Were not revealed Till after him? Have ye no understanding? ای اهل کتاب! چرا درباره ابراهیم مجادله و ستیز می‌کنید [شما قوم یهود، او را یهودی می‌دانید، و شما گروه نصاری، او را نصرانی می‌شمارید] در حالی که تورات و انجیل بعد از او نازل شد؛ آیا نمی‌اندیشید؟!///ای اهل کتاب! چرا درباره ابراهیم مجادله و ستیز می‌کنید [شما قوم یهود، او را یهودی می‌دانید، و شما گروه نصاری، او را نصرانی می‌شمارید] در حالی که تورات و انجیل بعد از او نازل شد؛ آیا نمی‌اندیشید؟!///اى اهل کتاب، چرا درباره ابراهیم مجادله مى‌کنید، در حالى که تورات و انجیل بعد از او نازل شده است؟ مگر نمى‌اندیشید؟///اى اهل کتاب! چرا در باره‌ى ابراهیم محاجه مى‌کنید در حالى که تورات و انجیل نازل نشد مگر بعد از او؟ آیا تعقل نمى‌کنید///اى اهل کتاب، چرا در باره ابراهیم محاجه مى‌کنید با آنکه تورات و انجیل بعد از او نازل شده است؟ آیا تعقل نمى‌کنید؟///اى اهل کتاب! چرا درباره‌ى ابراهیم گفتگو و نزاع مى‌کنید [و هر کدام او را پیرو آیین خود مى‌دانید]؟ در حالى که تورات و انجیل، پس از او نازل شده است. چرا نمى‌اندیشید؟!///ای اهل کتاب، چرا در آیین ابراهیم با یکدیگر مجادله می‌کنید (که هر یک او را به خود نسبت می‌دهید)؟! در صورتی که تورات و انجیل شما فرستاده نشد مگر بعد از ابراهیم؛ آیا تعقل نمی‌کنید؟///ای اهل کتاب چرا در حق ابراهیم محاجه می‌کنید، حال آنکه تورات و انجیل پس از او، نازل شده است، آیا اندیشه نمی‌کنید؟///ای اهل کتاب! چرا درباره ابراهیم، گفتگو و نزاع می‌کنید (و هر کدام، او را پیرو آیین خودتان معرفی می‌نمایید)؟! در حالی که تورات و انجیل، بعد از او نازل شده است! آیا اندیشه نمی‌کنید؟!///ای اهل کتاب چرا ستیزه کنید در ابراهیم حالی که فرستاده نشده است تورات و انجیل مگر پس از او آیا تعقل نمی‌کنید///هان ای اهل کتاب! چرا درباره‌ی ابراهیم محاجه می‌کنید، حال آنکه تورات و انجیل جز بعد از او نازل نشده‌؟ پس آیا خردورزی نمی‌کنید؟ quran_en_fa Ah! Ye are those who fell to disputing (Even) in matters of which ye had some knowledge! but why dispute ye in matters of which ye have no knowledge? It is Allah Who knows, and ye who know not! آگاه باشید! شما کسانی هستید که درباره آنچه به آن آگاهی داشتید مجادله و ستیز کردید، [ستیز شما یهودیان با نصاری این بود که مسیح، فرزند خدا نیست، و ستیز شما نصاری با یهودیان این بود که عیسی دارای مقام نبوت است و ایمان به او واجب است،] پس چرا درباره آنچه به آن آگاهی ندارید [و آن آیین ابراهیم است] مجادله و ستیز می‌کنید؟! و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید.///آگاه باشید! شما کسانی هستید که درباره آنچه به آن آگاهی داشتید مجادله و ستیز کردید، [ستیز شما یهودیان با نصاری این بود که مسیح، فرزند خدا نیست، و ستیز شما نصاری با یهودیان این بود که عیسی دارای مقام نبوت است و ایمان به او واجب است،] پس چرا درباره آنچه به آن آگاهی ندارید [و آن آیین ابراهیم است] مجادله و ستیز می‌کنید؟! و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید.///هان اى اهل کتاب، گرفتم که در آنچه بدان علم دارید مجادله‌تان روا باشد، چرا در آنچه بدان علم ندارید مجادله مى‌کنید؟ در حالى که خدا مى‌داند و شما نمى‌دانید.///هان! شما همان کسانى هستید که در آنچه به آن علم دارید، محاجه کردید، [ولى‌] چرا در باره‌ى موضوعى که نسبت به آن آگاهى ندارید محاجه مى‌کنید؟ و خدا مى‌داند و شما نمى‌دانید///هان، شما [اهل کتاب‌] همانان هستید که در باره آنچه نسبت به آن دانشى داشتید محاجه کردید؛ پس چرا در مورد چیزى که بدان دانشى ندارید محاجه مى‌کنید؟ با آنکه خدا مى‌داند و شما نمى‌دانید.///هان [اى اهل کتاب!] شما همانان هستید که درباره‌ی [عیسى و] آنچه بدان آگاه بودید، گفتگو و ستیز کردید، پس چرا درباره‌ی [ابراهیم و] آنچه بدان آگاه نیستید، نزاع مى‌کنید؟ در حالى که خداوند مى‌داند و شما نمى‌دانید.///گیرم در آنچه می‌دانید شما را مجادله روا باشد، چرا در آنچه علم ندارید جدل و گفتگو به میان آورید؟! و خدا (همه چیز را) می‌داند و شما نمی‌دانید.///بهوش باشید گیریم که در آنچه به آن علم دارید محاجه کردید، اما چرا در آنچه به آن علمی ندارید مجادله می‌کنید؟ و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید///شما کسانی هستید که درباره آنچه نسبت به آن آگاه بودید، گفتگو و ستیز کردید؛ چرا درباره آنچه آگاه نیستید، گفتگو می‌کنید؟! و خدا می‌داند، و شما نمی‌دانید.///اینک شما ستیزه کردید در آنچه شما را است علمی بدان پس چرا ستیزه کنید در آنچه نیستتان علمی بدان و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید///هان شما (ای اهل کتاب!) همانان هستید (که) درباره‌ی آنچه نسبت به آن (بینش و) دانشی داشتید محاجه کردید، پس چرا درباره‌ی چیزی که هرگز بدان دانشی ندارید محاجه می‌کنید؟ حال آنکه خدا می‌داند و شما نمی‌دانید. quran_en_fa Abraham was not a Jew nor yet a Christian; but he was true in Faith, and bowed his will to Allah's (Which is Islam), and he joined not gods with Allah. ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی، بلکه یکتاپرست و حق گرایی تسلیم بود، و از مشرکان نبود.///ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی، بلکه یکتاپرست و حق گرایی تسلیم بود، و از مشرکان نبود.///ابراهیم نه یهودى بود نه نصرانى، بلکه حنیفى مسلمان بود. و از مشرکان نبود.///ابراهیم نه یهودى بود و نه نصرانى، بلکه موحدى فرمانبردار بود و از مشرکان نبود///ابراهیم نه یهودى بود و نه نصرانى، بلکه حق گرایى فرمانبردار بود، و از مشرکان نبود.///ابراهیم نه یهودى بود و نه نصرانى، بلکه او فردى حق‌گرا و تسلیم خدا بود و هرگز از مشرکان نبود.///ابراهیم به آیین یهود و نصاری نبود، لیکن به دین حنیف توحید و اسلام بود و هرگز از آنان که به خدا شرک آورند نبود.///ابراهیم نه یهودی بود و نه مسیحی، بلکه پاکدین فرمانبرداری بود و از مشرکان نبود///ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی؛ بلکه موحدی خالص و مسلمان بود؛ و هرگز از مشرکان نبود.///نبود ابراهیم یهود و نه ترسائی و لیکن بود یکتاپرستی مسلمان و نبود از شرک ورزندگان‌///ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی، لیکن از باطل رویگردان و تسلیم (حق) بود، و از مشرکان نبود. quran_en_fa Without doubt, among men, the nearest of kin to Abraham, are those who follow him, as are also this Prophet and those who believe: And Allah is the Protector of those who have faith. مسلما نزدیک‌ترین مردم به ابراهیم [از جهت پیوند وانتساب معنوی] کسانی اند که [از روی حقیقت] از او پیروی کردند، و این پیامبر و کسانی که [به او] ایمان آورده‌اند [از همه به او نزدیک ترند] و خدا یاور و سرپرست مؤمنان است.///مسلما نزدیک‌ترین مردم به ابراهیم [از جهت پیوند وانتساب معنوی] کسانی اند که [از روی حقیقت] از او پیروی کردند، و این پیامبر و کسانی که [به او] ایمان آورده‌اند [از همه به او نزدیک ترند] و خدا یاور و سرپرست مؤمنان است.///نزدیک‌ترین کسان به ابراهیم همانا پیروان او و این پیامبر و مؤمنان هستند. و خدا یاور مؤمنان است.///در حقیقت نزدیک‌ترین مردم به ابراهیم کسانى هستند که از او پیروى کردند و نیز این پیامبر و کسانى که به او گرویده‌اند. و خدا سرپرست مؤمنان است///در حقیقت، نزدیکترین مردم به ابراهیم، همان کسانى هستند که او را پیروى کرده‌اند، و [نیز] این پیامبر و کسانى که [به آیین او] ایمان آورده‌اند؛ و خدا سرور مؤمنان است.///نزدیک‌ترین افراد به ابراهیم، کسانى هستند که از او پیروى کردند و [نیز] این پیامبر و کسانى که [به او] ایمان آورده‌اند. و خداوند سرور و سرپرست مؤمنان است.///نزدیکترین مردم به ابراهیم کسانی هستند که از او پیروی کنند و این پیغمبر و امتش که اهل ایمانند؛ و خدا دوستدار و سرپرست مؤمنان است.///نزدیک‌ترین مردم به ابراهیم همان کسانی هستند که از او پیروی کرده‌اند و این پیامبر و مؤمنان، و خداوند سرور مؤمنان است‌///سزاوارترین مردم به ابراهیم، آنها هستند که از او پیروی کردند، و (در زمان و عصر او، به مکتب او وفادار بودند؛ همچنین) این پیامبر و کسانی که (به او) ایمان آورده‌اند (از همه سزاوارترند)؛ و خداوند، ولی و سرپرست مؤمنان است.///همانا سزاوارترین مردم به ابراهیم آنانند که پیرویش کردند و این پیمبر و آنان که ایمان آوردند و خدا است سرپرست مؤمنان‌///بی‌گمان نزدیکترین مردمان به ابراهیم، همواره همان کسانی هستند که او را پیروی کردند؛ و (به ویژه) این پیامبر برجسته و کسانی که (به آیین او) ایمان آوردند. و خدا ولی مؤمنان است. quran_en_fa It is the wish of a section of the People of the Book to lead you astray. But they shall lead astray (Not you), but themselves, and they do not perceive! گروهی از اهل کتاب آرزو دارند که کاش شما را [از راه خدا] گمراه کنند، در حالی که جز خودشان را گمراه نمی‌کنند، و [این واقعیت را] درک نمی‌کنند.///گروهی از اهل کتاب آرزو دارند که کاش شما را [از راه خدا] گمراه کنند، در حالی که جز خودشان را گمراه نمی‌کنند، و [این واقعیت را] درک نمی‌کنند.///طایفه‌اى از اهل کتاب دوست دارند که شما را گمراه کنند و حال آنکه نمى‌دانند که جز خود را گمراه نمى‌کنند.///گروهى از اهل کتاب آرزو دارند که شما را گمراه کنند، ولى جز خودشان را گمراه نمى‌کنند و نمى‌فهمند///گروهى از اهل کتاب آرزو مى‌کنند کاش شما را گمراه مى‌کردند، در صورتى که جز خودشان [کسى‌] را گمراه نمى‌کنند و نمى‌فهمند.///گروهى از اهل کتاب دوست دارند که شما را گمراه کنند، ولى جز خودشان را گمراه نمى‌کنند و [این را] نمى‌فهمند.///گروهی از اهل کتاب انتظار و آرزوی آن دارند که شما را گمراه کنند، و گمراه نمی‌کنند مگر خودشان را، و (این را) نمی‌فهمند.///گروهی از اهل کتاب خوش دارند که شما را گمراه کنند، ولی جز خودشان را به گمراهی نمی‌کشند و نمی‌دانند///جمعی از اهل کتاب (از یهود)، دوست داشتند (و آرزو می‌کردند) شما را گمراه کنند؛ (اما آنها باید بدانند که نمی‌توانند شما را گمراه سازند،) آنها گمراه نمی‌کنند مگر خودشان را، و نمی‌فهمند!///دوست داشتند گروهی از اهل کتاب کاش گمراه می‌کردند شما را و گمراه نکنند جز خویشتن را و درنمی یابند///گروهی از اهل کتاب دوست داشتند (که) ای کاش شما را گمراه می‌کردند، حال آنکه جز خودشان (کسی) را گمراه نمی‌کنند و باریک‌بینی نمی‌نمایند. quran_en_fa Ye People of the Book! Why reject ye the Signs of Allah, of which ye are (Yourselves) witnesses? ای اهل کتاب! چرا به آیات خدا [در تورات و انجیل درباره اوصاف پیامبر اسلام] کفر می‌ورزید در حالی که خودتان گواهی می‌دهید [که این آیات از سوی خدا نازل شده است؟!]///ای اهل کتاب! چرا به آیات خدا [در تورات و انجیل درباره اوصاف پیامبر اسلام] کفر می‌ورزید در حالی که خودتان گواهی می‌دهید [که این آیات از سوی خدا نازل شده است؟!]///اى اهل کتاب، با آنکه خود به آیات خدا شهادت مى‌دهید، چرا انکارشان مى‌کنید؟///اى اهل کتاب! چرا آیات الهى را انکار مى‌کنید با این که شما [به حقانیت آن‌] گواهید///اى اهل کتاب، چرا به آیات خدا کفر مى‌ورزید با آنکه خود [به درستى آن‌] گواهى مى‌دهید؟///اى اهل کتاب! چرا به آیات خداوند [و نشانه‌هاى نبوت رسول خدا] کفر مى‌ورزید؟ در حالى که خود [به درستى آن] گواهید.///ای اهل کتاب، چرا به آیات خدا کافر شوید و حال آنکه شما به صدق آن گواهید؟!///ای اهل کتاب چرا آیات الهی را آگاهانه انکار می‌کنید؟///ای اهل کتاب! چرا به آیات خدا کافر می‌شوید، در حالی که (به درستی آن) گواهی می‌دهید؟!///ای اهل کتاب چرا کفر می‌ورزید به آیتهای خدا و شما خود گواهید///هان ای اهل کتاب! چرا به آیات خدا کفر می‌ورزید؟ حال آنکه خود (به‌درستی آنها) گواهید؟ quran_en_fa Ye People of the Book! Why do ye clothe Truth with falsehood, and conceal the Truth, while ye have knowledge? ای اهل کتاب! چرا در حالی که [به حقایق و واقعیات] آگاهید، حق را به باطل مشتبه می‌کنید، و حق را پنهان می‌دارید [تا مردم گمراه بمانند؟!]///ای اهل کتاب! چرا در حالی که [به حقایق و واقعیات] آگاهید، حق را به باطل مشتبه می‌کنید، و حق را پنهان می‌دارید [تا مردم گمراه بمانند؟!]///اى اهل کتاب، با آنکه از حقیقت آگاهید، چرا حق را به باطل مى آمیزید و حقیقت را کتمان مى‌کنید؟///اى اهل کتاب! چرا حق را به باطل در مى‌آمیزید و حقیقت را با این که مى‌دانید پنهان مى‌کنید///اى اهل کتاب، چرا حق را به باطل درمى‌آمیزید و حقیقت را کتمان مى‌کنید، با اینکه خود مى‌دانید؟///اى اهل کتاب! چرا حق را با باطل مشتبه مى‌سازید و [یا] حقیقت را کتمان مى‌کنید، در حالى که خود [به حقانیت آن] آگاهید؟!///ای اهل کتاب، چرا حق را به باطل مشتبه سازید (تا چراغ حق را به باد شبهات خاموش کنید) و حق را پوشیده می‌دارید در صورتی که (به حقانیت آن) آگاهید؟!///ای اهل کتاب چرا دیده و دانسته حق را به باطل می‌آمیزید و آن را کتمان می‌کنید؟///ای اهل کتاب! چرا حق را با باطل (می‌زمیزید و) مشتبه می‌کنید (تا دیگران نفهمند و گمراه شوند)، و حقیقت را پوشیده می‌دارید در حالی که می‌دانید؟!///ای اهل کتاب چگونه می‌پوشانید حق را به باطل و نهان می‌دارید حق را و خود می‌دانید///هان ای اهل کتاب! چرا حق را به لباس باطل می‌پوشانید؟ حال آنکه حقیقت را کتمان می‌کنید؟ و خود (هم) می‌دانید. quran_en_fa A section of the People of the Book say: "Believe in the morning what is revealed to the believers, but reject it at the end of the day; perchance they may (themselves) Turn back; و گروهی از [عالمان] اهل کتاب [به پیروان خود] گفتند: اول روز به آنچه [از آیات قرآن] بر مؤمنان نازل شده [به مکر و حیله] ایمان آورید، و در پایان روز کفر ورزید، شاید [مؤمنان با این ایمان و انکار شما به تردید افتند و] از دینشان بازگردند!!///و گروهی از [عالمان] اهل کتاب [به پیروان خود] گفتند: اول روز به آنچه [از آیات قرآن] بر مؤمنان نازل شده [به مکر و حیله] ایمان آورید، و در پایان روز کفر ورزید، شاید [مؤمنان با این ایمان و انکار شما به تردید افتند و] از دینشان بازگردند!!///طایفه‌اى از اهل کتاب گفتند: در اول روز به آنچه بر مؤمنان نازل شده است ایمان بیاورید و در آخر روز انکارش کنید، تا مگر از اعتقاد خویش باز گردند.///و دسته‌اى از اهل کتاب گفتند: آغاز روز به آنچه بر مؤمنان نازل شده بگروید و پایان آن انکارش کنید، شاید آنها [از اسلام‌] بازگردند///و جماعتى از اهل کتاب گفتند: «در آغاز روز به آنچه بر مؤمنان نازل شد، ایمان بیاورید، و در پایان [روز] انکار کنید؛ شاید آنان [از اسلام‌] برگردند.»///و گروهى از اهل کتاب [از یهود] گفتند: «به آنچه بر مؤمنان نازل شده است، در آغاز روز [به ظاهر] ایمان بیاورید و در پایان روز کافر شوید، [و این‌گونه مؤمنان را در ایمانشان متزلزل سازید.] شاید [آنها از اسلام] بازگردند.»///و گروهی از اهل کتاب گفتند: به دین و کتابی که برای مسلمانان نازل شده اول روز ایمان آرید و آخر روز کافر شوید، شاید (به این حیله) آنها نیز (از اسلام) برگردند.///و گروهی از اهل کتاب گفتند به آنچه بر مؤمنان [مسلمانان‌] نازل شده است، در آغاز روز ایمان بیاورید، و در پایان روز انکارش کنید، شاید [از دین خود] برگردند///و جمعی از اهل کتاب (از یهود) گفتند: «(بروید در ظاهر) به آنچه بر مؤمنان نازل شده، در آغاز روز ایمان بیاورید؛ و در پایان روز، کافر شوید (و باز گردید)! شاید آنها (از آیین خود) بازگردند! (زیرا شما را، اهل کتاب و آگاه از بشارات آسمانی پیشین می‌دانند؛ و این توطئه کافی است که آنها را متزلزل سازد).///و گفتند گروهی از اهل کتاب ایمان آرید بدانچه فرستاده شده است بر آنان که ایمان آوردند آغاز روز و کفر ورزید آخر آن شاید بازگردند///و گروهی از اهل کتاب گفتند: «در آغاز روز به آنچه بر مؤمنان نازل شده، ایمان بیاورید و در پایان آن (همان را) انکار کنید؛ شاید آنان (از این ایمان) برگردند.» quran_en_fa "And believe no one unless he follows your religion." Say: "True guidance is the Guidance of Allah: (Fear ye) Lest a revelation be sent to someone (else) Like unto that which was sent unto you? or that those (Receiving such revelation) should engage you in argument before your Lord?" Say: "All bounties are in the hand of Allah: He granteth them to whom He pleaseth: And Allah careth for all, and He knoweth all things." و [نیز گفتند: در توضیح حقایق] جز به کسی که از دینتان پیروی می‌کند، اطمینان نورزید [تا دیگران هدایت نیابند]. بگو: یقینا هدایت، هدایت خداست. سپس گفتند: گمان نکنید آنچه به شما اهل کتاب [از نبوت، معجزه، قبله مستقل و آیات آسمانی] داده شده به کسی [از عرب و غیر عرب] داده شود، یا اینکه مؤمنان می‌توانند نزد پروردگارشان با شما محاجه و گفتگو کنند. [در پاسخ یاوه‌های آنان] بگو: فضل و رحمت [که از جلوه هایش نبوت، کتاب، معجزه و قبله است،] به دست خداست، به هر کس بخواهد می‌دهد؛ و خدا بسیار عطا کننده و داناست.///و [نیز گفتند: در توضیح حقایق] جز به کسی که از دینتان پیروی می‌کند، اطمینان نورزید [تا دیگران هدایت نیابند]. بگو: یقینا هدایت، هدایت خداست. سپس گفتند: گمان نکنید آنچه به شما اهل کتاب [از نبوت، معجزه، قبله مستقل و آیات آسمانی] داده شده به کسی [از عرب و غیر عرب] داده شود، یا اینکه مؤمنان می‌توانند نزد پروردگارشان با شما محاجه و گفتگو کنند. [در پاسخ یاوه‌های آنان] بگو: فضل و رحمت [که از جلوه هایش نبوت، کتاب، معجزه و قبله است،] به دست خداست، به هر کس بخواهد می‌دهد؛ و خدا بسیار عطا کننده و داناست.///و گفتند: جز پیروان دین خود را تصدیق مکنید. بگو: هدایت، هدایت خدایى است. و اگر گویند که به دیگران همان چیزهایى ارزانى شود که به شما ارزانى شده است، یا اگر گویند که فردا در نزد پروردگارتان با شما به حجت مى‌ایستند، بگو: فضیلت به دست خداست، به هر که خواهد آن را عطا مى‌کند، که او بخشاینده و داناست.///و جز به کسى که از آیین شما پیروى کند، ایمان نیاورید [و اعتماد نکنید] بگو: هدایت، هدایت خداست- [و گفتند: باور نکنید] که به کسى نظیر آنچه به شما داده شده است داده شود یا بتوانند در پیشگاه پروردگارتان با شما محاجه کنند. بگو: تفضل به دست خداست، آن را ب///و [گفتند:] «جز به کسى که دین شما را پیروى کند، ایمان نیاورید -بگو: «هدایت، هدایت خداست» - مبادا به کسى نظیر آنچه به شما داده شده، داده شود، یا در پیشگاه پروردگارتان با شما محاجه کنند.» بگو: «[این‌] تفضل به دست خداست؛ آن را به هر کس که بخواهد مى‌دهد، و خداوند، گشایشگر داناست.///[بزرگان یهود، به آنان مى‌گفتند:] «جز به کسى که آیین شما را پیروى کند، ایمان نیاورید. [زیرا دین حق منحصر به ماست.]» [اى پیامبر! به آنان] بگو: «راه سعادت، راهى است که خدا بنماید [و مانعى ندارد] که به امتى دیگر نیز همانند آنچه [از کتاب و شریعت] به شما داده شده، داده شود، تا در نزد پروردگار با شما بحث و گفتگو کنند.» [به آنان] بگو: «فضل و رحمت به دست خداست، او به هر که بخواهد، عطا مى‌کند و خداوند داراى رحمت گسترده و علم بى‌انتهاست.///و ایمان نیاورید مگر به آن کس که پیرو دین شما باشد-بگو: راه سعادت آن است که خدا بنماید-تا مبادا معلوم شود که به امتی دیگر نیز مانند شریعت شما عطا می‌گردد، یا بتوانند با شما نزد پروردگار احتجاج کنند. بگو: فضل و رحمت به دست خداست، به هر که خواهد عطا کند، و خدا را رحمت بی‌منتهاست و به همه امور داناست.///و جز به کسی که از دین شما پیروی می‌کند، ایمان نیاورید -بگو هدایت، هدایت الهی است [و باور مکنید] که به کسی نظیر آنچه به شما داده شده است داده شود یا [باور مکنید که بتوانند] در پیشگاه خداوند با شما احتجاج کنند بگو چنین فضلی در دست خداوند است، به هرکس که بخواهد می‌بخشد، و خداوند گشایشگر داناست‌///و جز به کسی که از آیین شما پیروی می‌کند، (واقعا) ایمان نیاورید!» بگو: «هدایت، هدایت الهی است! (و این توطئه شما، در برابر آن بی اثر است)»! (سپس اضافه کردند: «تصور نکنید) به کسی همانند شما (کتاب آسمانی) داده می‌شود، یا اینکه می‌توانند در پیشگاه پروردگارتان، با شما بحث و گفتگو کنند، (بلکه نبوت و منطق، هر دو نزد شماست!)» بگو: «فضل (و موهبت نبوت و عقل و منطق، در انحصار کسی نیست؛ بلکه) به دست خداست؛ و به هر کس بخواهد (و شایسته بداند،) می‌دهد؛ و خداوند، واسع [= دارای مواهب گسترده‌] و آگاه (از موارد شایسته آن) است.///و ایمان نیارید جز برای آنکو پیروی کرده است کیش شما را بگو همانا هدایت خدا است هدایت تا نبادا داده شود کسی مانند آنچه داده شدید یا بستیزند با شما نزد پروردگارتان بگو همانا فزونی به دست خدا است دهدش به هر که خواهد و خدا است گشایشمند دانا///و (گفتند:) «جز برای کسی که دین شما را پیروی کند، ایمان (و اطمینان) نیاورید.» بگو: «هدایت، به‌راستی، هدایت خداست. (اینان چنان می‌کنند که) مبادا به کسی نظیر آنچه به شما داده شده، داده شود، یا در پیشگاه پروردگارتان با شما محاجه کنند.» بگو: «فضیلت به دست خداست؛ آن را به هر کس بخواهد می‌دهد. و خدا گشایشگری بسیار داناست؛» quran_en_fa For His Mercy He specially chooseth whom He pleaseth; for Allah is the Lord of bounties unbounded. هر که را بخواهد، به رحمت خود اختصاص می‌دهد و خدا دارای فضل بزرگ است.///هر که را بخواهد، به رحمت خود اختصاص می‌دهد و خدا دارای فضل بزرگ است.///هر که را بخواهد خاص رحمت خود مى‌کند و خدا صاحب کرمى است بس بزرگ.///هر که را خواهد خاص رحمت خویش مى‌کند، و خداوند صاحب فضل و کرم عظیم است///رحمت خود را به هر کس که بخواهد مخصوص مى‌گرداند، و خداوند داراى بخشش بزرگ است.///هر که را بخواهد، ویژه‌ی رحمت خود مى‌کند. و خداوند داراى فضل بزرگ است.»///هر که را مشیت او تعلق بگیرد مخصوص به فضل و رحمت خود گرداند، و خدا را فضل و رحمت بی‌منتهاست.///هرکس را که بخواهد مشمول رحمت خویش می‌گرداند و خدا دارنده بخشش و بخشایش عظیم است‌///هر کس را بخواهد، ویژه رحمت خود می‌کند؛ و خداوند، دارای مواهب عظیم است.»///مخصوص گرداند به رحمت خود هر که را خواهد و خدا است دارنده فضلی بزرگ‌///«رحمت خود را به هر کس بخواهد اختصاص می‌دهد. و خدا دارای فضیلت بزرگ است.» quran_en_fa Among the People of the Book are some who, if entrusted with a hoard of gold, will (readily) pay it back; others, who, if entrusted with a single silver coin, will not repay it unless thou constantly stoodest demanding, because, they say, "there is no call on us (to keep faith) with these ignorant (Pagans)." but they tell a lie against Allah, and (well) they know it. و از اهل کتاب کسی است که اگر او را بر مال فراوانی امین شماری، آن را به تو بازمی گرداند؛ و از آنان کسی است که اگر او را به یک دینار امین شماری، آن را به تو بازنمی گرداند، مگر آنکه همواره بالای سرش بایستی [و مال خود را با سخت گیری از او بستانی]. این به خاطر آن است که آنان گفتند: [چون ما اهل کتابیم] رعایت کردن حقوق غیر اهل کتاب بر عهده ما نیست، [و در ضایع کردن حقوق دیگران گناه و عقوبتی نداریم] و اینان [در حالی که باطل بودن گفتار خود را] می‌دانند بر خدا دروغ می‌بندند.///و از اهل کتاب کسی است که اگر او را بر مال فراوانی امین شماری، آن را به تو بازمی گرداند؛ و از آنان کسی است که اگر او را به یک دینار امین شماری، آن را به تو بازنمی گرداند، مگر آنکه همواره بالای سرش بایستی [و مال خود را با سخت گیری از او بستانی]. این به خاطر آن است که آنان گفتند: [چون ما اهل کتابیم] رعایت کردن حقوق غیر اهل کتاب بر عهده ما نیست، [و در ضایع کردن حقوق دیگران گناه و عقوبتی نداریم] و اینان [در حالی که باطل بودن گفتار خود را] می‌دانند بر خدا دروغ می‌بندند.///از میان اهل کتاب کسى است که اگر او را امین شمرى و قنطارى به او بسپارى آن را به تو باز مى‌گرداند، و از ایشان کسى است که اگر امینش شمرى و دینارى به او بسپارى جز به تقاضا و مطالبت آن را بازنگرداند. زیرا مى‌گوید: راه اعتراض مردم مکه بر ما بسته است و کس ما را ملامت نکند. اینان خود مى‌دانند که به خدا دروغ مى‌بندند.///و از اهل کتاب کسى است [که در دستکارى چنان است‌] که اگر او را بر مال فراوانى امین شمارى، آن را به تو باز مى‌گرداند و از آنها کسى [هم چنان‌] است که اگر او را بر دینارى امین شمارى آن را به تو باز نخواهد گرداند مگر آن که پیوسته بالاى سرش ایستاده باشى. ای///و از اهل کتاب، کسى است که اگر او را بر مال فراوانى امین شمرى، آن را به تو برگرداند؛ و از آنان کسى است که اگر او را بر دینارى امین شمرى، آن را به تو نمى‌پردازد، مگر آنکه دایما بر [سر] وى به پا ایستى. این بدان سبب است که آنان [به پندار خود] گفتند: «در مورد کسانى که کتاب آسمانى ندارند، بر زیان ما راهى نیست.» و بر خدا دروغ مى‌بندند با اینکه خودشان [هم‌] مى‌دانند.///و از اهل کتاب کسانى هستند که اگر ثروت زیادى به رسم امانت به آنها بسپارى، آن را به تو بازمى‌گردانند و بعضى از آنان اگر یک دینار هم به آنان بسپارى، آن را به تو برنمى‌گردانند، مگر آن که [براى مطالبه‌ی آن] پیوسته بالاى سر آنها ایستاده باشى. این [خیانت در امانت،] به جهت آن است که گفتند: «درباره‌ى غیر یهود هر چه کنیم، بر ما گناهى نیست.» در حالى که آنها آگاهانه بر خداوند دروغ مى‌بندند.///بعضی از اهل کتاب (به آن حد درستکارند که) اگر مال بسیار به آنها بسپاری رد امانت کنند، و برخی دیگر از اهل کتاب (تا آن اندازه نادرستند که) اگر یک دینار به او امانت دهی رد نکنند جز آنکه بر مطالبه آن سخت‌گیری کنی، از این رو که گویند: برای ما (پیروان تورات) به هر وسیله خوردن مال امیان (غیر اهل تورات) گناهی ندارد، و این سخن را به دروغ به خدا نسبت دهند در صورتی که می‌دانند (که به خدا نسبت دروغ می‌دهند).///و از اهل کتاب کسی هست که اگر مالی هنگفت به او امانت دهی، به تو بازخواهد داد، و هم از ایشان کسی هست که اگر دیناری به او امانت دهی به تو باز نخواهد داد، مگر آنکه پیوسته بر سرش ایستاده باشی [و باز پس بخواهی‌]، این از آن است که می‌گویند قوم بی‌کتاب [عرب‌] بر ما حقی و حکمی ندارند و آگاهانه به خداوند دروغ می‌بندند///و در میان اهل کتاب، کسانی هستند که اگر ثروت زیادی به رسم امانت به آنها بسپاری، به تو باز می‌گردانند؛ و کسانی هستند که اگر یک دینار هم به آنان بسپاری، به تو باز نمی‌گردانند؛ مگر تا زمانی که بالای سر آنها ایستاده (و بر آنها مسلط) باشی! این بخاطر آن است که می‌گویند: «ما در برابر امیین [= غیر یهود]، مسؤول نیستیم.» و بر خدا دروغ می‌بندند؛ در حالی که می‌دانند (این سخن دروغ است).///و از اهل کتاب است آنکه اگر بسپری بدو پوست گاوی آکنده از زر بازگرداندش به تو و از ایشان است آنکه اگر دیناری بدو سپری بازش نگرداند به تو مگر آنچه پیوسته بر آن ایستاده باشی این بدان است که گفتند نیست بر ما در امیین (مادرزادگان یا ناخوانایان) راهی و گویند بر خدا دروغ را و خود می‌دانند///و برخی از اهل کتاب، کسانی‌اند که اگر ایشان را بر قطار شتری از طلا امین شمری، آن را به تو (بدون کم و کاستی) برمی‌گردانند، و از آنان کسی است که اگر ایشان را بر دیناری امین شمری، آن را به تو بر نمی‌گردانند، مگر تا هنگامی که بر آن ایستاده باشی. این همانا بدین سبب است که آنان (به پندار خود) گفتند: «در مورد مادر زادگان [: بومیان بی‌سواد و بی‌کتاب] بر زیان ما (اهل کتاب) راهی نیست. ‌» و بر خدا دروغ می‌بندند، حال آنکه خودشان (هم) می‌دانند. quran_en_fa Nay.- Those that keep their plighted faith and act aright,-verily Allah loves those who act aright. آری، هر که به پیمان خود [در تعهد به اجرای احکام دین] وفا کرد، و [در همه امور زندگی] تقوا پیشه ساخت، [بداند که] یقینا خدا تقوا پیشگان را دوست دارد.///آری، هر که به پیمان خود [در تعهد به اجرای احکام دین] وفا کرد، و [در همه امور زندگی] تقوا پیشه ساخت، [بداند که] یقینا خدا تقوا پیشگان را دوست دارد.///آرى هر کس که به عهد خویش وفا کند و پرهیزگار باشد، خدا پرهیزگاران را دوست مى‌دارد.///آرى، هر که به پیمانش وفا کند و پارسایى نماید، بى‌تردید خداوند، پرهیزگاران را دوست دارد///آرى، هر که به پیمان خود وفا کند، و پرهیزگارى نماید، بى‌تردید خداوند، پرهیزگاران را دوست دارد.///آرى، هر کس به عهد خویش وفا کند و تقوا داشته باشد، پس بى‌گمان خداوند پرهیزکاران را دوست مى‌دارد.///آری، هر کس به عهد خود وفا کند و خدا ترس و پرهیزکار شود همانا خدا پرهیزکاران را دوست می‌دارد.///چنین نیست، بلکه هر کس که به پیمانش وفا کند و پارسایی‌ورزد [بداند که‌] خداوند پرهیزگاران را دوست دارد///آری، کسی که به پیمان خود وفا کند و پرهیزگاری پیشه نماید، (خدا او را دوست می‌دارد؛ زیرا) خداوند پرهیزگاران را دوست دارد.///بلکه آن کس که وفا کند به عهد خود و بپرهیزد همانا خدا است دوستدار پرهیزکاران‌///آری، هر که به پیمان خود وفا کرد و پرهیزگاری نمود، بی‌گمان خدا پرهیزگاران را دوست می‌دارد. quran_en_fa As for those who sell the faith they owe to Allah and their own plighted word for a small price, they shall have no portion in the Hereafter: Nor will Allah (Deign to) speak to them or look at them on the Day of Judgment, nor will He cleans them (of sin): They shall have a grievous penalty. قطعا کسانی که پیمان خدا و سوگندهایشان را [برای رسیدن به مقاصد دنیایی] به بهای اندکی می‌فروشند، برای آنان در آخرت بهره‌ای نیست؛ و خدا با آنان سخن نمی‌گوید، و در قیامت به آنان نظر [لطف و رحمت] نمی‌نماید، و [از گناه و آلودگی] پاکشان نمی‌کند؛ و برای آنان عذاب دردناکی خواهد بود.///قطعا کسانی که پیمان خدا و سوگندهایشان را [برای رسیدن به مقاصد دنیایی] به بهای اندکی می‌فروشند، برای آنان در آخرت بهره‌ای نیست؛ و خدا با آنان سخن نمی‌گوید، و در قیامت به آنان نظر [لطف و رحمت] نمی‌نماید، و [از گناه و آلودگی] پاکشان نمی‌کند؛ و برای آنان عذاب دردناکی خواهد بود.///کسانى که عهد خدا و سوگندهاى خود را به بهایى اندک مى فروشند در آخرت نصیبى ندارند و خدا در روز قیامت نه با آنان سخن مى‌گوید و نه به آنان مى‌نگرد و نه آنان را پاکیزه مى‌سازد. و برایشان عذابى دردآور است.///بى‌تردید، کسانى که پیمان خدا و سوگندهاى خود را به بهاى ناچیز مى‌فروشند آنان را در آخرت بهره‌اى نیست و خدا در روز قیامت با آنها سخن نگوید و به سویشان ننگرد و پاکشان نگرداند و آنها را عذابى دردناک است///کسانى که پیمان خدا و سوگندهاى خود را به بهاى ناچیزى مى‌فروشند، آنان را در آخرت بهره‌اى نیست؛ و خدا روز قیامت با آنان سخن نمى‌گوید، و به ایشان نمى‌نگرد، و پاکشان نمى‌گرداند، و عذابى دردناک خواهند داشت.///کسانى که پیمان خدا و سوگندهاى خود را به بهاى ناچیزى مى‌فروشند، بهره‌اى در آخرت نخواهند داشت و خداوند در قیامت با آنها سخن نمى‌گوید و به آنان نیز نظر [لطف] نمى‌کند، آنها را پاک نمى‌سازد و براى آنان عذابى دردناک است.///آنان که عهد خدا و سوگند خدا را به بهایی اندک بفروشند اینان را در آخرت بهره‌ای نیست و خدا با آنها (از خشم) سخن نگوید و در قیامت (به نظر رحمت) بدانها ننگرد و (از پلیدی گناه) پاکیزه‌شان نگرداند، و آنان را عذابی دردناک خواهد بود.///کسانی که عهد الهی و سوگندهای خود را به بهای ناچیزی می‌فروشند، در آخرت بهره‌ای ندارند و خداوند در روز قیامت با آنان سخن نمی‌گوید و [به نظر رحمت‌] به سویشان نمی‌نگرد و پاکیزه‌شان نمی‌دارد و عذاب دردناکی [در پیش‌] دارند///کسانی که پیمان الهی و سوگندهای خود (به نام مقدس او) را به بهای ناچیزی می‌فروشند، آنها بهره‌ای در آخرت نخواهند داشت؛ و خداوند با آنها سخن نمی‌گوید و به آنان در قیامت نمی‌نگرد و آنها را (از گناه) پاک نمی‌سازد؛ و عذاب دردناکی برای آنهاست.///همانا آنان که بفروشند پیمان خدا و سوگندهای خویش را به بهائی اندک آنان را نیست بهره‌ای در آخرت و سخن نگوید با ایشان خدا و ننگرد بدیشان روز قیامت و نه پاک سازدشان و برای ایشان است عذابی دردناک‌///کسانی که با پیمان خدا و سوگندهایشان بهایی ناچیز را خریداری می‌کنند، آنان را بی‌چون در آخرت هیچ بهره‌ای نیست و خدا روز قیامت با آنان سخن (محبت‌آمیز) نمی‌گوید و به ایشان (از روی محبت) نمی‌نگرد و پاکشان نمی‌گرداند و برای آنان عذابی دردناک است. quran_en_fa There is among them a section who distort the Book with their tongues: (As they read) you would think it is a part of the Book, but it is no part of the Book; and they say, "That is from Allah," but it is not from Allah: It is they who tell a lie against Allah, and (well) they know it! و از یهود گروهی هستند که هنگام [خواندن] دست نوشته‌ها [ی دروغ و بر بافته‌های خود] زبان [و صدایشان] را چنان پیچ و خم می‌دهند تا شما گمان کنید که [آنچه می‌خوانند] از کتاب آسمانی است، در حالی که از کتاب [آسمانی] نیست؛ و [با بی شرمی] می‌گویند: آنچه می‌خوانیم از سوی خداست. در حالی که از سوی خدا نیست؛ و با آنکه می‌دانند [از سوی خدا نیست] به خدا دروغ می‌بندند.///و از یهود گروهی هستند که هنگام [خواندن] دست نوشته‌ها [ی دروغ و بر بافته‌های خود] زبان [و صدایشان] را چنان پیچ و خم می‌دهند تا شما گمان کنید که [آنچه می‌خوانند] از کتاب آسمانی است، در حالی که از کتاب [آسمانی] نیست؛ و [با بی شرمی] می‌گویند: آنچه می‌خوانیم از سوی خداست. در حالی که از سوی خدا نیست؛ و با آنکه می‌دانند [از سوی خدا نیست] به خدا دروغ می‌بندند.///و از میان ایشان گروهى هستند که به شیوه کتاب خدا سخن مى گویند، تا پندارید که آنچه مى‌گویند از کتاب خداست، در حالى که از کتاب خدا نیست. و مى‌گویند که از جانب خدا آمده و حال آنکه از جانب خدا نیامده است. و خود مى‌دانند که بر خدا دروغ مى‌بندند.///و همانا گروهى از آنها هستند که به هنگام تلاوت کتاب، زبان خود را چنان مى‌پیچانند که گمان کنید [آنچه مى‌خوانند] از کتاب خداست در حالى که آن از کتاب خدا نیست، و ادعا مى‌کنند که آن از جانب خداست در حالى که از جانب خدا نیست، و بر خدا دروغ مى‌بندند و خودش///و از میان آنان گروهى هستند که زبان خود را به [خواندن‌] کتاب [تحریف شده‌اى] مى‌پیچانند، تا آن [بربافته‌] را از [مطالب‌] کتاب [آسمانى‌] پندارید، با اینکه آن از کتاب [آسمانى‌] نیست؛ و مى‌گویند: آن از جانب خداست، در صورتى که از جانب خدا نیست، و بر خدا دروغ مى‌بندند، با اینکه خودشان [هم‌] مى‌دانند.///و از اهل کتاب گروهى هستند که زبان خود را به خواندن کتاب مى‌چرخانند که شما گمان کنید آن از کتاب آسمانى است، در حالى که از کتاب خدا نیست. و مى‌گویند: «آن [چه ما مى‌خوانیم] از سوى خداست.» در حالى که از جانب خدا نیست و آنها آگاهانه بر خداوند دروغ مى‌بندند.///و همانا برخی از اهل کتاب، قرائت کتاب آسمانی را تغییر و تبدیل می‌دهند تا شما آنچه آنها از پیش خود خوانده‌اند از کتاب خدا محسوب دارید، و هرگز آن تحریف شده از کتاب خدا نخواهد بود، و گویند: این از جانب خدا نازل شده، در صورتی که هرگز از خدا نیست. و با آنکه می‌دانند به خدا دروغ می‌بندند.///و از ایشان گروهی هستند که به تقلید و تحریف کتاب آسمانی می‌کوشند تا [آنچه از خود می‌بافند] جزو کتاب آسمانی بشمارید و حال آنکه جزو کتاب آسمانی نیست، و می‌گویند آنها از سوی خداوند [نازل شده‌] است و حال آنکه از سوی خداوند نیست، و آگاهانه به خداوند دروغ می‌بندند///در میان آنها [= یهود] کسانی هستند که به هنگام تلاوت کتاب (خدا)، زبان خود را چنان می‌گردانند که گمان کنید (آنچه را می‌خوانند،) از کتاب (خدا) است؛ در حالی که از کتاب (خدا) نیست! (و با صراحت) می‌گویند: «آن از طرف خداست!» با اینکه از طرف خدا نیست، و به خدا دروغ می‌بندند در حالی که می‌دانند!///و همانا از ایشان است گروهی که گردانند زبانهای خویش را به کتاب تا پنداریدش از کتاب و نیست آن از کتاب و گویند آن از نزد خدا است و نیست آن از نزد خدا و گویند بر خدا دروغ را و خود می‌دانند///و بی‌گمان از (میان) آنان همواره گروهی هستند (که) زبان خود را به (خواندن) کتاب (وحی به گونه‌ای وحیانی) می‌پیچانند، تا (شما) آن (بربافته) را از (مطالب) کتاب (وحی) پندارید، با اینکه آن از (این) کتاب نیست. و می‌گویند: «آن از جانب خداست.» حال آنکه آن از جانب خدا نیست و بر خدا دروغ می‌بندند، حال آنکه خودشان (هم) می‌دانند (چیست). quran_en_fa It is not (possible) that a man, to whom is given the Book, and Wisdom, and the prophetic office, should say to people: "Be ye my worshippers rather than Allah's": on the contrary (He would say) "Be ye worshippers of Him Who is truly the Cherisher of all: For ye have taught the Book and ye have studied it earnestly." هیچ انسانی را نسزد که خدا او را کتاب و حکمت و نبوت دهد، سپس به مردم بگوید: به جای خدا بندگان من باشید بلکه [تکلیف الهی و انسانی او اقتضا می‌کند به مردم بگوید:] به خاطر آنکه کتاب خدا را تعلیم می‌دادید، و به سبب آنکه آن را می‌خواندید، دانشمندان «الهی مسلک» [و کاملان در دین] باشید.///هیچ انسانی را نسزد که خدا او را کتاب و حکمت و نبوت دهد، سپس به مردم بگوید: به جای خدا بندگان من باشید بلکه [تکلیف الهی و انسانی او اقتضا می‌کند به مردم بگوید:] به خاطر آنکه کتاب خدا را تعلیم می‌دادید، و به سبب آنکه آن را می‌خواندید، دانشمندان «الهی مسلک» [و کاملان در دین] باشید.///نسزد هیچ بشرى را که خدا به او کتاب و حکمت و نبوت داده باشد، آنگاه به مردم بگوید که بندگان من باشید نه بندگان خدا. و حال آنکه پیامبران مى‌گویند: همچنان که از کتاب خدا مى‌آموزید و در آن مى خوانید، پرستندگان خدا باشید.///هیچ بشرى را نرسد که خدا به او کتاب و حکم و پیامبرى بدهد، آن‌گاه به مردم بگوید: به جاى خدا مرا بپرستید. بلکه [مى‌گوید:] شما که کتاب آسمانى تعلیم مى‌دادید و به درس و بحث آن مى‌پرداختید، مردان خدایى [و موحد] باشید///هیچ بشرى را نسزد که خدا به او کتاب و حکم و پیامبرى بدهد؛ سپس او به مردم بگوید: «به جاى خدا، بندگان من باشید.» بلکه [باید بگوید:] «به سبب آنکه کتاب [آسمانى‌] تعلیم مى‌دادید و از آن رو که درس مى‌خواندید، علماى دین باشید.»///هیچ بشرى که خداوند به او کتاب و حکم و نبوت داده است، حق ندارد به مردم بگوید: «به جاى خدا، بندگان من باشید.» پس [شما دانشمندان اهل کتاب نیز] به خاطر سابقه‌ى آموزش کتاب خدا و تدریسى که دارید، خداپرست باشید.///هیچ بشری را نرسد که خدا وی را به رسالت برگزیند و به او کتاب و حکمت و نبوت بخشد آن گاه به مردم گوید: مرا به جای خدا بپرستید، بلکه (پیغمبران بر حسب وظیفه خود به مردم گویند) خداشناس و خداپرست باشید چنانکه این حقیقت را از کتاب به دیگران می‌آموزید و خود نیز می‌خوانید.///هیچ بشری را نرسد که خداوند به او کتاب و حکمت و نبوت داده باشد، سپس به مردمان بگوید به جای آنکه بندگان خداوند باشید، بندگان من باشید، بلکه [باید بگوید] شما که کتاب آسمانی را آموزش داده و آموزش یافته‌اید، عالمان ربانی باشید///برای هیچ بشری سزاوار نیست که خداوند، کتاب آسمانی و حکم و نبوت به او دهد سپس او به مردم بگوید: «غیر از خدا، مرا پرستش کنید!» بلکه (سزاوار مقام او، این است که بگوید:) مردمی الهی باشید، آن‌گونه که کتاب خدا را می‌آموختید و درس می‌خواندید! (و غیر از خدا را پرستش نکنید!)///نبوده است برای بشری که بدهدش خدا کتاب و حکم و پیمبری را سپس به مردم گوید باشید بندگان من جز خدا و لیکن باشید خدایگان (یا دانشمندان دین یا پرورش‌دهندگان) بدانچه آموزید کتاب را و بدانچه درس فراگیرید///هرگز برای هیچ بشری چنان نبوده است که خدا به او کتاب و حکم و پیامبری برجسته دهد، سپس او به مردم بگوید: «بدون خدا، بندگان من باشید.» بلکه (همی گوید:) «به سبب آنکه کتاب (آسمانی) را تعلیم می‌دادید و از آن رو که از دانش‌‌پژوهان و دانشوران ربانی (بوده‌اید) و درس (وحیانی) می‌خوانده‌اید (مؤمنانی) ربانی باشید.» quran_en_fa Nor would he instruct you to take angels and prophets for Lords and patrons. What! would he bid you to unbelief after ye have bowed your will (To Allah in Islam)? و نیز نسزد که به شما فرمان دهد که فرشتگان و پیامبران را خدایان خود گیرید. آیا [چنین انسان والایی که دارای نبوت و حکمت است] شما را پس از آنکه تسلیم [خدا و فرمان‌ها و احکام او] شده‌اید، امر به کفر می‌کند؟///و نیز نسزد که به شما فرمان دهد که فرشتگان و پیامبران را خدایان خود گیرید. آیا [چنین انسان والایی که دارای نبوت و حکمت است] شما را پس از آنکه تسلیم [خدا و فرمان‌ها و احکام او] شده‌اید، امر به کفر می‌کند؟///و نیز به شما نمى‌فرماید که فرشتگان و پیامبران را خدایان پندارید. آیا پس از آنکه اسلام آورده‌اید شما را به کفر فرمان مى‌دهد؟///نه این که شما را دستور دهد که فرشتگان و پیامبران را به خدایى بگیرید. آیا او شما را پس از آن که مسلمان شده‌اید به کفر مى‌خواند///و [نیز] شما را فرمان نخواهد داد که فرشتگان و پیامبران را به خدایى بگیرید. آیا پس از آنکه سر به فرمان [خدا] نهاده‌اید [باز] شما را به کفر وامى‌دارد؟///و [خداوند] به شما فرمان نمى‌دهد که فرشتگان و پیامبران را [به عنوان] پروردگار انتخاب کنید. آیا ممکن است پس از آن که تسلیم خدا شدید، او شما را به کفر فرمان دهد؟!///و هرگز خدا به شما امر نکند که فرشتگان و پیامبران را خدایان خود گیرید؛ چگونه ممکن است شما را به کفر خواند پس از آنکه (به خدای یگانه) اسلام آورده باشید؟!///و به شما دستور ندهد که فرشتگان و پیامبران را به خدایی برگیرید، آیا پس از آنکه مسلمان گشته‌اید شما را به کفر فرمان می‌دهد؟///و نه اینکه به شما دستور دهد که فرشتگان و پیامبران را، پروردگار خود انتخاب کنید. آیا شما را، پس از آنکه مسلمان شدید، به کفر دعوت می‌کند؟!///و نفرماید شما را که برگیرید فرشتگان و پیمبران را خدایانی آیا فرمان دهد شما را به کفر پس از آنکه هستید مسلمانان‌///و (نیز) شما را فرمان نمی‌دهد که فرشتگان و پیامبران را به خدایی برگیرید. آیا پس از آنکه سر به فرمان (خدا) هستید (باز) شما را به کفر فرمان می‌دهد؟ quran_en_fa Behold! Allah took the covenant of the prophets, saying: "I give you a Book and Wisdom; then comes to you a messenger, confirming what is with you; do ye believe in him and render him help." Allah said: "Do ye agree, and take this my Covenant as binding on you?" They said: "We agree." He said: "Then bear witness, and I am with you among the witnesses." و [یاد کنید] هنگامی که خدا از همه پیامبران [و امت هایشان] پیمان گرفت که هرگاه کتاب و حکمت به شما دادم، سپس [در آینده] پیامبری برای شما آمد که آنچه را [از کتاب‌های آسمانی] نزد شماست تصدیق کرد، قطعا باید به او ایمان آورید و وی را یاری دهید. [آن گاه خدا] فرمود: آیا اقرار کردید و بر این [حقیقت] پیمان محکم مرا [به صورتی که به آن وفا کنید] دریافت نمودید؟ گفتند: اقرار کردیم. فرمود: پس [بر این پیمان] گواه باشید و من هم با شما از گواهانم.///و [یاد کنید] هنگامی که خدا از همه پیامبران [و امت هایشان] پیمان گرفت که هرگاه کتاب و حکمت به شما دادم، سپس [در آینده] پیامبری برای شما آمد که آنچه را [از کتاب‌های آسمانی] نزد شماست تصدیق کرد، قطعا باید به او ایمان آورید و وی را یاری دهید. [آن گاه خدا] فرمود: آیا اقرار کردید و بر این [حقیقت] پیمان محکم مرا [به صورتی که به آن وفا کنید] دریافت نمودید؟ گفتند: اقرار کردیم. فرمود: پس [بر این پیمان] گواه باشید و من هم با شما از گواهانم.///و خدا از پیامبران پیمان گرفت که شما را کتاب و حکمت داده‌ام؛ به پیامبرى که آیین شما را تصدیق مى‌کند و به رسالت نزد شما مى‌آید بگروید و یارى‌اش کنید. گفت: آیا اقرار کردید و عهد مرا پذیرفتید؟ گفتند: اقرار کردیم. گفت: پس شهادت دهید و من نیز با شما از شاهدانم.///و هنگامى که خدا از پیامبران [و امت‌هاى آنان‌] پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمت بخشیدم، آن‌گاه پیامبرى سویتان آمد که گواهى دهنده بر کتاب آسمانى شما گردید، بر شماست که به او ایمان آورید و حتما یارى‌اش دهید آن‌گاه گفت: آیا گردن نهادید و پیمانم را پ///و [یاد کن‌] هنگامى را که خداوند از پیامبران پیمان گرفت که هر گاه به شما کتاب و حکمتى دادم، سپس شما را فرستاده‌اى آمد که آنچه را با شماست تصدیق کرد، البته به او ایمان بیاورید و حتما یاریش کنید. آنگاه فرمود: «آیا اقرار کردید و در این باره پیمانم را پذیرفتید؟» گفتند: «آرى، اقرار کردیم.» فرمود: «پس گواه باشید و من با شما از گواهانم.»///و [به یاد آور] هنگامى که خداوند از پیامبران [پیشین و پیروان آنها] پیمان گرفت که هرگاه به شما کتاب و حکمتى دادم، سپس پیامبرى به سوى شما آمد که با نشانه‌هایى که نزد شماست، هماهنگ بود، باید به او ایمان بیاورید و او را یارى کنید. [سپس خداوند] فرمود: «آیا به این پیمان اقرار دارید و بار سنگین پیمان مرا [بر دوش] مى‌گیرید؟» گفتند: «[آری!] اقرار داریم و پذیرفتیم.» [خداوند] فرمود: «خود شاهد باشید و من [نیز] با شما از گواهانم.»///و (یاد کن) آن گاه که خدا از پیغمبران (و امتهاشان) پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمت بخشیدم سپس بر شما (اهل کتاب) رسولی از جانب خدا آمد که گواهی به راستی کتاب و شریعت شما می‌داد به او ایمان آورده و یاری او کنید؛ خدا فرمود: آیا اقرار داشته و پیمان مرا بر این امر پذیرفتید؟ همه گفتند: اقرار داریم. خدا فرمود: گواه باشید، من هم با شما گواهم.///و چنین بود که خداوند از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمت بخشیدم، آنگاه پیامبری به سویتان آمد که گواهی‌دهنده بر [حقانیت‌] کتب آسمانی شما گردید، بر شماست که به او ایمان آورید و یاریش دهید، آنگاه فرمود آیا گردن نهادید و بر این [امر] با من پیمان بستید؟ گفتند آری گردن نهادیم، فرمود پس هم شما گواهی دهید و هم من همراه با شما، شاهدم‌///و (به خاطر بیاورید) هنگامی را که خداوند، از پیامبران (و پیروان آنها)، پیمان مؤکد گرفت، که هرگاه کتاب و دانش به شما دادم، سپس پیامبری به سوی شما آمد که آنچه را با شماست تصدیق می‌کند، به او ایمان بیاورید و او را یاری کنید! سپس (خداوند) به آنها گفت: «آیا به این موضوع، اقرار دارید؟ و بر آن، پیمان مؤکد بستید؟» گفتند: «(آری) اقرار داریم!» (خداوند به آنها) گفت: «پس گواه باشید! و من نیز با شما از گواهانم.»///و هنگامی که برگرفت خدا پیمان پیمبران را که آنچه آوردم شما را از کتاب و حکمت پس آمد شما را فرستاده‌ای تصدیق‌کننده آنچه با شما است البته بدو ایمان آرید و البته یاریش کنید گفت آیا اقرار کردید و گرفتید بر این پیمان مرا گفتند اقرار کردیم گفت پس گواه باشید و منم با شما از گواهان‌///و چون خدا از تمامی پیامبران برجسته (ی صاحب کتاب) پیمان گرفت، که هرگاه به شما کتاب و حکمتی دادم، سپس شما را فرستاده‌ای آمد در حالی که آنچه را با شماست تصدیق‌‌کننده است، بی‌چون و بی‌گمان به او ایمان بیاورید، و به‌راستی و درستی یاریش کنید. (آن‌گاه) فرمود: «آیا اقرار کردید و بر این (جریان پیمان) بار گرانم را برگرفتید؟» گفتند: «(آری،) اقرار (پایدار) کردیم.» فرمود: «پس گواه باشید و من با شما از گواهانم.» quran_en_fa If any turn back after this, they are perverted transgressors. پس کسانی که بعد از این [پیمان محکم و استوار از آن] روی برتافتند فقط آنان هستند که از دایره انسانیت بیرون شده‌اند.///پس کسانی که بعد از این [پیمان محکم و استوار از آن] روی برتافتند فقط آنان هستند که از دایره انسانیت بیرون شده‌اند.///و هر که از آن پس سرپیچى کند از فاسقان است.///پس هر که بعد از آن [پیمان‌] پشت کند، پس آنان از فرمان خدا خارج شده‌اند///پس، کسانى که بعد از این [پیمان‌] روى برتابند آنان، خود، نافرمانانند.///پس کسانى که بعد از این [پیمان محکم،] روى برگردانند، آنان همان فاسقانند.///پس کسانی که بعد از آمدن آن رسولان روی (از حق) بگردانند، محققا آنان گروه فاسقان خواهند بود.///سپس هر کس که بعد از آن رویگردان شد، [بدانید که‌] ایشان از نافرمانانند///پس کسی که بعد از این (پیمان محکم)، روی گرداند، فاسق است.///و آن کس که روی گرداند پس از این آنانند نافرمانان‌///پس، کسانی که بعد از آن (پیمان) روی برتابند، آنان (تنها) خودهاشان نافرمانانند. quran_en_fa Do they seek for other than the Religion of Allah?-while all creatures in the heavens and on earth have, willing or unwilling, bowed to His Will (Accepted Islam), and to Him shall they all be brought back. آیا [اهل کتاب پس از این همه دلایل روشن] غیر دین خدا را خواستارند؟ در حالی که هر که در آسمان‌ها وزمین است از روی رغبت یا کراهت در برابر او [و اراده و فرمانش] تسلیم است، وهمه به سوی او بازگردانده می‌شوند.///آیا [اهل کتاب پس از این همه دلایل روشن] غیر دین خدا را خواستارند؟ در حالی که هر که در آسمان‌ها وزمین است از روی رغبت یا کراهت در برابر او [و اراده و فرمانش] تسلیم است، وهمه به سوی او بازگردانده می‌شوند.///آیا دینى جز دین خدا مى‌جویند، حال آنکه آنچه در آسمانها و زمین است خواه و ناخواه تسلیم فرمان او هستند و به نزد او بازگردانده مى شوید.///پس آیا آنها دینى جز دین الهى مى‌جویند؟ حال آن که هر که در آسمان‌ها و زمین است خواه ناخواه فرمانبردار اوست و همه به سوى او بازگردانده مى‌شوند. هم الفاسقون: پس آنان واقعا نافرمانند. تولى (ولى): پشت کرد، رو گردانید. فاسق: نافرمان، کسى که از حوزه اطاعت///آیا جز دین خدا را مى‌جویند؟ با آنکه هر که در آسمانها و زمین است خواه و ناخواه سر به فرمان او نهاده است، و به سوى او بازگردانیده مى‌شوید.///پس آیا آنها جز دین خدا [دینى] مى‌جویند؟ در حالى که هر که در آسمان‌ها و زمین است، خواه ناخواه، فقط تسلیم اوست و به سوى او بازگردانده مى‌شوند.///آیا کافران، دینی غیر دین خدا را می‌طلبند؟ و حال آنکه هر که در آسمانها و زمین است خواه ناخواه مطیع امر خداست و همه به سوی او رجوع خواهند کرد.///آیا دینی جز دین الهی را می‌جویند، حال آنکه هر آن کس که در آسمانها و زمین است خواه و ناخواه فرمانبردار او هستند، و به سوی او بازگردانده می‌شوند///آیا آنها غیر از آیین خدا می‌طلبند؟! (آیین او همین اسلام است؛) و تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند، از روی اختیار یا از روی اجبار، در برابر (فرمان) او تسلیمند، و همه به سوی او بازگردانده می‌شوند.///پس آیا جز دین خدا را خواهند و برای او اسلام آورده است هر که در آسمانها و زمین است خواه و ناخواه و به سوی او بازگردانیده می‌شوند///آیا پس دین غیر خدا را می‌جویند؟ حال آنکه هر که در آسمان و زمین است - خواه و ناخواه - سر به فرمان او نهاده‌اند و تنها سوی او باز گردانیده می‌شوند. quran_en_fa Say: "We believe in Allah, and in what has been revealed to us and what was revealed to Abraham, Isma'il, Isaac, Jacob, and the Tribes, and in (the Books) given to Moses, Jesus, and the prophets, from their Lord: We make no distinction between one and another among them, and to Allah do we bow our will (in Islam)." [ای پیامبر! از جانب خود و پیروانت به همه] بگو: ما به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگان [دارای مقام نبوتشان] فرود آمده، و آنچه به موسی و عیسی و پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده ایمان آوردیم، و میان هیچ یک از آنان فرق نمی‌گذاریم، و ما در برابر او [و فرمان‌ها و احکام او] تسلیم هستیم.///[ای پیامبر! از جانب خود و پیروانت به همه] بگو: ما به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگان [دارای مقام نبوتشان] فرود آمده، و آنچه به موسی و عیسی و پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده ایمان آوردیم، و میان هیچ یک از آنان فرق نمی‌گذاریم، و ما در برابر او [و فرمان‌ها و احکام او] تسلیم هستیم.///بگو: به خدا و آنچه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندان او و نیز آنچه بر موسى و عیسى و پیامبران دیگر از جانب پروردگارشان نازل شده است، ایمان آوردیم. میان هیچ یک از ایشان فرقى نمى‌نهیم و همه تسلیم اراده او هستیم.///بگو: به خدا و آنچه بر ما و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگان [او] نازل شد و آنچه به موسى و عیسى و پیامبران از سوى پروردگارشان داده شد ایمان آورده‌ایم میان هیچ یک از آنها فرق ننهیم و ما فرمانبردار اوییم///بگو: «به خدا و آنچه بر ما نازل شده، و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل گردیده، و آنچه به موسى و عیسى و انبیاى [دیگر] از جانب پروردگارشان داده شده، گرویدیم؛ و میان هیچ یک از آنان فرق نمى‌گذاریم و ما او را فرمانبرداریم.///بگو: «به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و پیامبران از نسل یعقوب، نازل گردیده، و آنچه به موسى و عیسى و پیامبران دیگر، از طرف پروردگارشان داده شده، [به همه‌ى آنها] ایمان آوردیم و میان هیچ یک از آنها فرقى نمى‌گذاریم. و ما تنها تسلیم [فرمان] اوییم.»///بگو: ما به خدای عالم و شریعت و کتابی که به خود ما نازل شده و آنچه به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندانش نازل شده و آنچه به موسی و عیسی و پیغمبران دیگر از جانب پروردگارشان داده شده (به همه ایمان آورده‌ایم) فرقی میان هیچ یک از پیغمبران نگذاریم و ما مطیع فرمان خداییم.///بگو به خداوند و آنچه بر ما و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل شده و آنچه به موسی و عیسی و پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده، ایمان آورده‌ایم، و بین هیچ‌یک از آنان فرق نمی‌گذاریم و ما فرمانبردار او هستیم‌///بگو: «به خدا ایمان آوردیم؛ و (همچنین) به آنچه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل گردیده؛ و آنچه به موسی و عیسی و (دیگر) پیامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است؛ ما در میان هیچ یک از آنان فرقی نمی‌گذاریم؛ و در برابر (فرمان) او تسلیم هستیم.»///بگو ایمان آوردیم به خدا و آنچه بر ما فرود آمد و آنچه فرود آمد بر ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب و اسباط و آنچه داده شدند موسی و عیسی و پیمبران از پروردگارشان فرق نگذاریم میان هیچکدام از ایشان و مائیم برای او اسلام‌آرندگان‌///بگو: «به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل گردیده و آنچه موسی و عیسی و (دیگر) انبیا از جانب پروردگارشان داده شدند، ایمان آوردیم و میان هیچ یک از آنان (با خدا و میان خودهاشان) تفرقه و جدایی نمی‌اندازیم و ما تنها او را فرمانبرداریم.» quran_en_fa If anyone desires a religion other than Islam (submission to Allah), never will it be accepted of him; and in the Hereafter He will be in the ranks of those who have lost (All spiritual good). و هرکه جز اسلام، دینی طلب کند، هرگز از او پذیرفته نمی‌شود و او در آخرت از زیانکاران است.///و هرکه جز اسلام، دینی طلب کند، هرگز از او پذیرفته نمی‌شود و او در آخرت از زیانکاران است.///و هر کس که دینى جز اسلام اختیار کند از او پذیرفته نخواهد شد و در آخرت از زیاندیدگان خواهد بود.///و هر که دینى غیر از اسلام برگزیند، هرگز از او پذیرفته نشود و او در آخرت از زیانکاران است///و هر که جز اسلام، دینى [دیگر] جوید، هرگز از وى پذیرفته نشود، و وى در آخرت از زیانکاران است.///و هر کس جز اسلام آیینى براى خود برگزیند، از او پذیرفته نخواهد شد. و او در آخرت از زیانکاران خواهد بود.///هر کس غیر از اسلام دینی اختیار کند هرگز از وی پذیرفته نیست، و او در آخرت از زیانکاران است.///و هر کس که دینی غیر از اسلام برگزیند، هرگز از او پذیرفته نمی‌شود و او در آخرت از زیانکاران است‌///و هر کس جز اسلام (و تسلیم در برابر فرمان حق،) آیینی برای خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زیانکاران است.///و هر کس بخواهد جز اسلام دینی را هرگز پذیرفته نشود از او و او است در آخرت از زیانکاران‌///و هر که جز تسلیم (در برابر خدا) دین و طاعتی دیگر برجوید، هرگز از او پذیرفته نشود و وی در آخرت از زیان‌کاران است. quran_en_fa How shall Allah Guide those who reject Faith after they accepted it and bore witness that the Messenger was true and that Clear Signs had come unto them? but Allah guides not a people unjust. چگونه خدا گروهی را هدایت کند که بعد از آنکه ایمان آوردند، و به حقانیت رسول اسلام شهادت دادند، و دلایل روشن و آشکار برای آنان آمد، کافر شدند؟ و خدا گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند.///چگونه خدا گروهی را هدایت کند که بعد از آنکه ایمان آوردند، و به حقانیت رسول اسلام شهادت دادند، و دلایل روشن و آشکار برای آنان آمد، کافر شدند؟ و خدا گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند.///چگونه خدا هدایت کند قومى را که نخست ایمان آوردند و به حقانیت رسول شهادت دادند و دلایل و آیات روشن را مشاهده کردند، سپس کافر شدند؟ خدا ستمکاران را هدایت نمى‌کند.///چگونه خدا قومى را هدایت کند که بعد از ایمان و گواهى به حقانیت رسول و آمدن نشانه‌هاى روشن براى آنها، کافر شدند؟ و خداوند قوم ستمکار را هدایت نمى‌کند///چگونه خداوند، قومى را که بعد از ایمانشان کافر شدند، هدایت مى‌کند؟ با آنکه شهادت دادند که این رسول، بر حق است و برایشان دلایل روشن آمد، و خداوند قوم بیدادگر را هدایت نمى‌کند.///چگونه خداوند گروهى را هدایت کند که بعد از ایمان و گواهى بر حقانیت رسول و آمدن معجزات و دلایل روشن بر ایشان، باز هم کافر شدند؟ و خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمى‌کند.///چگونه خداوند گروهی را که بعد از ایمان به خدا و گواهی دادن به راستی رسول او و بعد از ادله روشن باز کافر شدند، به راه راست هدایت کند؟ و خدا هرگز گروه ستمکاران را رهبری نخواهد کرد.///چگونه خداوند قومی را هدایت کند که بعد از ایمانشان و پس از اینکه شهادت داده‌اند که پیامبر [اسلام‌] بر حق است و روشنگریهایی برای آنان آمده است، کافر شدند، و خداوند قوم ستمکار را هدایت نمی‌کند///چگونه خداوند جمعیتی را هدایت می‌کند که بعد از ایمان و گواهی به حقانیت رسول و آمدن نشانه‌های روشن برای آنها، کافر شدند؟! و خدا، جمعیت ستمکاران را هدایت نخواهد کرد!///چگونه هدایت کند خدا قومی را که کافر شدند پس از ایمانشان و گواهی دادند که پیغمبر است حق و بیامدشان نشانیها و خدا نیست هدایت‌کننده گروه ستمکاران‌///چگونه خدا گروهی را -که پس از ایمانشان کافر شدند- هدایت می‌کند؟ حال آنکه مشاهده کردند (این) رسول به راستی حق است و برایشان دلایل روشن آمد. و خدا گروه بیدادگر را هدایت نمی‌کند. quran_en_fa Of such the reward is that on them (rests) the curse of Allah, of His angels, and of all mankind;- اینان کیفرشان این است که لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آنان است.///اینان کیفرشان این است که لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آنان است.///جزایشان این است که لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آنان است.///آنان سزایشان این است که لعنت خدا و فرشتگان و مردم، همگى بر آنهاست///آنان، سزایشان این است که لعنت خدا و فرشتگان و مردم، همگى برایشان است.///آنان کیفرشان آن است که لعنت خدا و فرشتگان و عموم مردم بر آنان باشد.///کیفر آن گروه کافر این است که خدا و فرشتگان و همه مردمان بر آنان لعنت کنند.///جزای اینان آن است که لعنت الهی و لعنت فرشتگان و مردم همگی بر آنان است‌///کیفر آنها، این است که لعن (و طرد) خداوند و فرشتگان و مردم همگی بر آنهاست.///آنان را پاداش آن است که بر ایشان است لعنت خدا و فرشتگان و مردم همگی‌///ایشان، سزایشان این است که بی‌گمان لعنت خدا و فرشتگان و مردمان بر ایشان است. quran_en_fa In that will they dwell; nor will their penalty be lightened, nor respite be (their lot);- در آن لعنت جاودانه‌اند؛ نه عذاب از آنان سبک شود، و نه مهلتشان دهند.///در آن لعنت جاودانه‌اند؛ نه عذاب از آنان سبک شود، و نه مهلتشان دهند.///جاوید در لعنت بمانند و از عذابشان کاسته نشود و مهلتشان ندهند.///جاودانه در آن بمانند و نه عذاب از آنها کاسته شود و نه مهلت یابند///در آن [لعنت‌] جاودانه بمانند؛ نه عذاب از ایشان کاسته گردد و نه مهلت یابند.///آنان همواره در این لعن [و دورى از رحمت خداوند] مى‌مانند، نه عذاب از آنان کاسته گردد و نه به آنها مهلت داده شود.///جاوید در جایگاه لعنت (که جهنم است) بمانند و بر آنها عذاب خدا تخفیف نیابد و هرگز نظر رحمت به آنها نکنند.///جاودانه در دوزخ‌اند، و از عذابشان کاسته نمی‌شود و به آنان مهلت داده نمی‌شود///همواره در این لعن (و طرد و نفرین) می‌مانند؛ مجازاتشان تخفیف نمی‌یابد؛ و به آنها مهلت داده نمی‌شود.///جاودانند در آن کاسته نشود از ایشان عذاب و نه مهلت داده شوند///در آن (لعنت) جاودانه‌اند؛ نه عذاب از ایشان کاسته گردد و نه مهلت یابند. quran_en_fa Except for those that repent (Even) after that, and make amends; for verily Allah is Oft-Forgiving, Most Merciful. مگر کسانی که بعد از آن توبه کردند و [مفاسد خود را] اصلاح نمودند؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///مگر کسانی که بعد از آن توبه کردند و [مفاسد خود را] اصلاح نمودند؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///مگر آنان که از آن پس توبه کنند و به صلاح آیند، زیرا خدا آمرزنده و مهربان است.///مگر کسانى که پس از آن توبه کردند و به اصلاح و جبران پرداختند که بى‌تردید خدا آمرزگار مهربان است///مگر کسانى که پس از آن توبه کردند و درستگارى [پیشه‌] نمودند، که خداوند آمرزنده مهربان است.///مگر کسانی که پس از آن، توبه کنند و [کردار خود را] اصلاح نمایند که خدا آمرزنده و مهربان است.///مگر آنهایی که بعد از عصیان و بدکاری توبه کنند و (هر بدی که کرده‌اند) اصلاح نمایند، که البته خدا بر آنها آمرزنده و مهربان است.///مگر کسانی که پس از آن، توبه و درستکاری کردند که خداوند آمرزگار مهربان است‌///مگر کسانی که پس از آن، توبه کنند و اصلاح نمایند؛ (و در مقام جبران گناهان گذشته برآیند، که توبه آنها پذیرفته خواهد شد؛) زیرا خداوند، آمرزنده و بخشنده است.///مگر آنان که توبه کردند پس از این و اصلاح کردند که خداوند است آمرزنده مهربان‌///مگر کسانی که پس از آن توبه کردند و (گذشته‌ی فاسدشان را) اصلاح نمودند. پس خدا بسی پوشنده‌‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa But those who reject Faith after they accepted it, and then go on adding to their defiance of Faith,- never will their repentance be accepted; for they are those who have (of set purpose) gone astray. مسلما کسانی که پس از ایمانشان کافر شدند، سپس بر کفر [خود] افزودند، هرگز توبه آنان پذیرفته نخواهد شد؛ و اینانند که گمراهند.///مسلما کسانی که پس از ایمانشان کافر شدند، سپس بر کفر [خود] افزودند، هرگز توبه آنان پذیرفته نخواهد شد؛ و اینانند که گمراهند.///توبه کسانى که پس از ایمان آوردن کافر شدند و بر کفر خود افزودند، پذیرفته نخواهد شد. اینان گمراهانند.///همانا کسانى که از پى ایمانشان کافر شدند سپس بر کفر خود افزودند، هیچ‌گاه توبه آنها پذیرفته نمى‌شود و آنان گمراهند///کسانى که پس از ایمان خود کافر شدند، سپس بر کفر [خود] افزودند، هرگز توبه آنان پذیرفته نخواهد شد، و آنان خود گمراهانند.///البته کسانى که پس از ایمان آوردن، کافر شدند و سپس بر کفر خود افزودند، هرگز توبه‌ى آنها پذیرفته نخواهد شد و آنها همان گمراهانند.///همانا آنان که بعد از ایمان کافر شدند و بر کفر خود افزودند، هرگز توبه آنها پذیرفته نشود، و همانا گمراهان هم آنان خواهند بود.///کسانی که پس از ایمانشان کفرورزیدند، سپس بر کفر خود افزودند، هرگز توبه‌شان پذیرفته نمی‌شود و اینان گمراهند///کسانی که پس از ایمان کافر شدند و سپس بر کفر (خود) افزودند، (و در این راه اصرار ورزیدند،) هیچ‌گاه توبه آنان، (که از روی ناچاری یا در آستانه مرگ صورت می‌گیرد،) قبول نمی‌شود؛ و آنها گمراهان (واقعی) اند (چرا که هم راه خدا را گم کرده‌اند، و هم راه توبه را!).///همانا آنان که کفر ورزیدند پس از ایمانشان سپس فزونی گرفتند در کفر هرگز پذیرفته نشود توبه ایشان و آنانند گمراهان‌///بی‌گمان کسانی که پس از ایمانشان کافر شدند، سپس بر کفر (شان) افزودند، هرگز توبه‌ی آنان پذیرفته نخواهد شد و ایشان‌، (هم) اینان گمراهانند. quran_en_fa As to those who reject Faith, and die rejecting,- never would be accepted from any such as much gold as the earth contains, though they should offer it for ransom. For such is (in store) a penalty grievous, and they will find no helpers. قطعا کسانی که کافر شدند و در حال کفر از دنیا رفتند، هرگز از هیچ یک از آنان [برای رهایی از عذاب] هر چند به اندازه آکندگی زمین از طلا فدیه و عوض دهد، پذیرفته نمی‌شود؛ برای آنان عذابی دردناک خواهد بود، و هیچ یاوری نخواهند داشت.///قطعا کسانی که کافر شدند و در حال کفر از دنیا رفتند، هرگز از هیچ یک از آنان [برای رهایی از عذاب] هر چند به اندازه آکندگی زمین از طلا فدیه و عوض دهد، پذیرفته نمی‌شود؛ برای آنان عذابی دردناک خواهد بود، و هیچ یاوری نخواهند داشت.///آنان که کافر شدند و کافر مردند، اگر بخواهند به اندازه همه زمین طلا دهند و خویشتن را از عذاب باز خرند، از آنها پذیرفته نخواهد شد. برایشان عذابى دردناک است و ایشان را هیچ یاورى نیست.///به راستى کسانى که [از پى ایمانشان‌] کافر شدند و در حال کفر مردند، حتى اگر زمین را پر از طلا کنند و آن را فدیه دهند هرگز از هیچ یک از ایشان پذیرفته نمى‌شود. آنان عذابى دردناک در پیش دارند و هیچ یاورى برایشان نخواهد بود///در حقیقت، کسانى که کافر شده و در حال کفر مرده‌اند، اگر چه [فراخناى‌] زمین را پر از طلا کنند و آن را [براى خود] فدیه دهند، هرگز از هیچ یک از آنان پذیرفته نگردد؛ آنان را عذابى دردناک خواهد بود، و یاورانى نخواهند داشت.///کسانى که کفر ورزیدند و در حال کفر مردند، اگر چه زمین را پر از طلا کرده، به عنوان فدیه و بازخرید [از عذاب] بدهند، هرگز از هیچ یک از آنان پذیرفته نمى‌شود. براى آنان، مجازات دردناکى است و هیچ یاورى ندارند.///البته آنان که کافر شدند و بر کفر خویش مردند، اگر هر یک برای آزادی خویش (از عذاب خدا) برابر تمام زمین طلا به فدا آرند هرگز از ایشان پذیرفته نشود، آنها را عذاب دردناک مهیا باشد و یارانی نخواهند داشت.///کسانی که کفرورزیده‌اند و در حال کفر مرده‌اند، اگر به اندازه روی زمین، طلا فدیه دهند از ایشان پذیرفته نمی‌شود، اینان عذابی دردناک [در پیش‌] دارند و یاورانی ندارند///کسانی که کافر شدند و در حال کفر از دنیا رفتند، اگر چه روی زمین پر از طلا باشد، و آن را بعنوان فدیه (و کفاره اعمال بد خویش) بپردازند، هرگز از هیچ‌یک آنها قبول نخواهد شد؛ و برای آنان، مجازات دردناک است؛ و یاورانی ندارند.///همانا آنان که کفر ورزیدند و مردند حالی که کافرند هرگز قبول نشود از یکی از ایشان سراسر زمین آکنده از زر و گرچه فدیه دهد آن را به جای خویش آنان را است عذابی دردناک و نیست برای ایشان یارانی‌///به‌راستی، کسانی که کافر شدند و در حال کفر مردند، گر چه (فراخنای) زمین پر از طلا باشد و آن را (برای رهایی خود) فدیه دهند، هرگز از هیچ یک از آنان پذیرفته نگردد. ایشان را عذابی دردناک است و هیچ یاورانی برایشان نیست. quran_en_fa By no means shall ye attain righteousness unless ye give (freely) of that which ye love; and whatever ye give, of a truth Allah knoweth it well. هرگز به [حقیقت] نیکی [به طور کامل] نمی‌رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید؛ و آنچه از هر چیزی انفاق می‌کنید [خوب یا بد، کم یا زیاد، به اخلاص یا ریا] یقینا خدا به آن داناست.///هرگز به [حقیقت] نیکی [به طور کامل] نمی‌رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید؛ و آنچه از هر چیزی انفاق می‌کنید [خوب یا بد، کم یا زیاد، به اخلاص یا ریا] یقینا خدا به آن داناست.///نیکى را در نخواهید یافت تا آنگاه که از آنچه دوست مى‌دارید انفاق کنید. و هر چه انفاق مى‌کنید خدا بدان آگاه است.///هرگز به نیکى دست نیابید مگر این که از آنچه دوست دارید انفاق کنید، و هر چه انفاق کنید، قطعا خدا از آن آگاه است///هرگز به نیکوکارى نخواهید رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید؛ و از هر چه انفاق کنید قطعا خدا بدان داناست.///هرگز به نیکى دست نمى‌یابید، مگر آن که از آنچه دوست دارید، انفاق کنید. و بدانید هر چه را انفاق کنید، قطعا خداوند به آن آگاه است.///شما هرگز به مقام نیکوکاران و خاصان خدا نخواهید رسید مگر از آنچه دوست می‌دارید و محبوب شماست در راه خدا انفاق کنید، و آنچه انفاق کنید خدا بر آن آگاه است.///هرگز به نیکی دست نیابید مگر آنکه از آنچه دوست دارید [و عزیز می‌شمارید] ببخشید، و هر آنچه ببخشید خداوند از آن آگاه است‌///هرگز به (حقیقت) نیکوکاری نمی‌رسید مگر اینکه از آنچه دوست می‌دارید، (در راه خدا) انفاق کنید؛ و آنچه انفاق می‌کنید، خداوند از آن آگاه است.///هرگز به نیکی نرسید تا بدهید از آنچه دوست دارید و آنچه می‌دهید همانا خداوند است بدان دانا///هرگز به نیکی [: احسان ربانی] نخواهید رسید، تا از آنچه دوست دارید (در راهش) انفاق کنید، و از هر چه انفاق کنید بی‌گمان خدا بدان بسی داناست. quran_en_fa All food was lawful to the Children of Israel, except what Israel Made unlawful for itself, before the Law (of Moses) was revealed. Say: "Bring ye the Law and study it, if ye be men of truth." همه خوراکی‌ها بر بنی اسرائیل حلال بود، جز آنچه اسرائیل [یعنی حضرت یعقوب] پیش از آنکه تورات نازل شود [به علتی] بر خود حرام کرد؛ [بنابراین آنچه از خوراکی‌ها در تورات حرام شده به کیفر گناهان بنی اسرائیل است نه آنکه از آیین ابراهیم به جا مانده باشد] بگو: اگر راستگویید [و حقیقت غیر از این است] تورات را [که از نظرها پنهان کرده‌اید] بیاورید و آن را بخوانید، [و اگر از آوردن تورات و خواندنش خودداری ورزید، اعتراف کنید که به تورات دروغ می‌بندید.]///همه خوراکی‌ها بر بنی اسرائیل حلال بود، جز آنچه اسرائیل [یعنی حضرت یعقوب] پیش از آنکه تورات نازل شود [به علتی] بر خود حرام کرد؛ [بنابراین آنچه از خوراکی‌ها در تورات حرام شده به کیفر گناهان بنی اسرائیل است نه آنکه از آیین ابراهیم به جا مانده باشد] بگو: اگر راستگویید [و حقیقت غیر از این است] تورات را [که از نظرها پنهان کرده‌اید] بیاورید و آن را بخوانید، [و اگر از آوردن تورات و خواندنش خودداری ورزید، اعتراف کنید که به تورات دروغ می‌بندید.]///همه طعامها بر بنى اسرائیل حلال بود، مگر آنها که پیش از نزول تورات، اسرائیل بر خود حرام کرده بود. بگو: اگر راست مى‌گویید تورات را بیاورید و بخوانید.///همه خوردنى‌ها براى بنى اسرائیل حلال بود، مگر آنچه یعقوب پیش از نزول تورات بر خود تحریم کرده بود. بگو: اگر شما راست مى‌گویید، تورات را بیاورید و بخوانید///همه خوراکیها بر فرزندان اسرائیل حلال بود. جز آنچه پیش از نزول تورات، اسرائیل [=یعقوب‌] بر خویشتن حرام ساخته بود. بگو: «اگر [جز این است و] راست مى‌گویید، تورات را بیاورید و آن را بخوانید.»///همه‌ى خوراکى‌ها براى بنى‌اسرائیل حلال بود، مگر آنچه یعقوب پیش از نزول تورات بر خود حرام کرده بود. بگو: «اگر راست مى‌گویید، تورات را بیاورید و آن را بخوانید»///همه طعامها بر بنی اسرائیل حلال بود مگر آن را که یعقوب پیش از نزول تورات بر خود حرام کرد. بگو: اگر راست می‌گویید حکم تورات را آورده، تلاوت کنید.///همه خوردنیها برای بنی‌اسرائیل حلال بود، مگر آنچه یعقوب پیش از نزول تورات بر خود حرام کرده بود، بگو اگر راست می‌گویید [و سخن مرا باور ندارید] تورات را بیاورید و بخوانید///همه غذاها (ی پاک) بر بنی اسرائیل حلال بود، جز آنچه اسرائیل (یعقوب)، پیش از نزول تورات، بر خود تحریم کرده بود؛ (مانند گوشت شتر که برای او ضرر داشت.) بگو: «اگر راست می‌گویید تورات را بیاورید و بخوانید! (این نسبتهایی که به پیامبران پیشین می‌دهید، حتی در تورات تحریف شده شما نیست!)»///همه خوراکها حلال بود برای بنی‌اسرائیل جز آنچه حرام کرد اسرائیل بر خویشتن پیش از آنکه نازل شود تورات بگو بیارید تورات را پس بخوانیدش اگر هستید راستگویان‌///همه‌ی خوراکی (‌ها) بر فرزندان اسرائیل حلال بود، جز آنچه پیش از نزول تورات، اسرائیل [: یعقوب] بر خویشتن حرام کرد. بگو: «اگر (جز این است و) راستگو بوده‌اید، پس تورات را بیاورید. پس آن را بخوانید.» quran_en_fa If any, after this, invent a lie and attribute it to Allah, they are indeed unjust wrong-doers. پس کسانی که بعد از این [دلایل روشن] بر خدا دروغ بندند، [و بگویند: آنچه از خوراکی‌ها در تورات حرام شده از شریعت ابراهیم باقی مانده و نسخ آن محال است،] اینانند که یقینا ستمکارند.///پس کسانی که بعد از این [دلایل روشن] بر خدا دروغ بندند، [و بگویند: آنچه از خوراکی‌ها در تورات حرام شده از شریعت ابراهیم باقی مانده و نسخ آن محال است،] اینانند که یقینا ستمکارند.///از آن پس هر که بر خدا دروغ بندد از ستمکاران است.///پس هر که بعد از این بر خدا دروغ بندد، آنان به یقین ستمکارند///پس کسانى که بعد از این، بر خدا دروغ بندند، آنان خود ستمکارانند.///پس آنها که بعد از این [علم و آگاهى]، بر خدا دروغ بندند، آنان خود ستمکارند.///پس کسانی که بعد از این حجت بر خدا دروغ بندند، البته ستمکاران هم آنها خواهند بود.///سپس هر آن کس که بعد از آن، بر خداوند دروغ بندد، از ستمکاران است‌///بنا بر این، آنها که بعد از این به خدا دروغ می‌بندند، ستمگرند! (زیرا از روی علم و عمد چنین می‌کنند).///پس آن کس که دروغ بندد بر خدا پس از این آنانند ستمکاران‌///پس هر کس بعد از این، بر خدا دروغ بندد، ایشان خودشان ستمکارانند. quran_en_fa Say: "Allah speaketh the Truth: follow the religion of Abraham, the sane in faith; he was not of the Pagans." بگو: خدا راست گفت [که خوراکی‌ها در آیین ابراهیم حرام نبوده]. بنابراین از آیین ابراهیم که یکتاپرست و حق گرا بود و از مشرکان نبود، پیروی کنید.///بگو: خدا راست گفت [که خوراکی‌ها در آیین ابراهیم حرام نبوده]. بنابراین از آیین ابراهیم که یکتاپرست و حق گرا بود و از مشرکان نبود، پیروی کنید.///بگو: خدا راست مى‌گوید. آیین حنیف ابراهیم را پیروى کنید و او از مشرکان نبود.///بگو: خداوند راست گفت. پس از آیین ابراهیم پیروى کنید. که حق گرا بود و از مشرکان نبود///بگو: «خدا راست گفت، پس، از آیین ابراهیم که حق‌گرا بود و از مشرکان نبود، پیروى کنید.///[اى پیامبر!] بگو: «خداوند راست گفته [و اینها در آیین پاک ابراهیم نبوده] است، پس از آیین ابراهیم حق‌گرا پیروى کنید که او از مشرکان نبود.»///بگو: سخن خدا راست است، پس باید از آیین ابراهیم پیروی کنید که بر آیین پاک توحید بود و هرگز از مشرکان نبود.///بگو خداوند راست گفته است، از این روی از آیین ابراهیم که پاکدین بود و از مشرکان نبود، پیروی کنید///بگو: «خدا راست گفته (و اینها در آیین پاک ابراهیم نبوده) است. بنا بر این، از آیین ابراهیم پیروی کنید، که به حق گرایش داشت، و از مشرکان نبود!»///بگو راست گفته است خدا پس پیروی کنید ملت ابراهیم یکتاپرست را و نبوده است از شرک‌ورزان‌///بگو: «خدا راست گفت‌؛ پس از آیین [: روش] توحیدی ابراهیم - در حالی‌که از باطل رویگردان بود و از مشرکان نبود - پیروی کنید.» quran_en_fa The first House (of worship) appointed for men was that at Bakka: Full of blessing and of guidance for all kinds of beings: یقینا نخستین خانه‌ای که برای [نیایش و عبادت] مردم نهاده شد، همان است که در مکه است، که پر برکت و وسیله هدایت برای جهانیان است.///یقینا نخستین خانه‌ای که برای [نیایش و عبادت] مردم نهاده شد، همان است که در مکه است، که پر برکت و وسیله هدایت برای جهانیان است.///نخستین خانه‌اى که براى مردم بنا شده همان است که در مکه است. خانه‌اى که جهانیان را سبب برکت و هدایت است.///همانا نخستین خانه‌اى که براى مردم بنا شد همان است که در مکه است و مایه برکت و هدایت جهانیان است///در حقیقت، نخستین خانه‌اى که براى [عبادت‌] مردم، نهاده شده، همان است که در مکه است و مبارک، و براى جهانیان [مایه‌] هدایت است.///نخستین خانه‌اى که براى [عبادت] مردم مقرر شد، همان است که در سرزمین مکه است، که مایه‌ى برکت و هدایت جهانیان است.///اول خانه‌ای که برای عبادت خلق بنا شد همان خانه (کعبه) است که در بکه است که در آن برکت و هدایت خلایق است.///نخستین خانه‌ای که برای [عبادت‌] مردمان نهاده شد، آن است که در مکه [بنا شده‌] است و مبارک و رهنمای جهانیان است‌///نخستین خانه‌ای که برای مردم (و نیایش خداوند) قرار داده شد، همان است که در سرزمین مکه است، که پر برکت، و مایه هدایت جهانیان است.///همانا نخست خانه که بپا شد برای مردم آن است که در مکه است فرخنده‌ای و هدایتی برای جهانیان‌///بی‌گمان، نخستین خانه‌ای که برای مردمان، نهاده شده، همواره همان است که در بکه [: مکه] است (که کاملا) در حال برکت و هدایت برای کل جهانیان است. quran_en_fa In it are Signs Manifest; (for example), the Station of Abraham; whoever enters it attains security; Pilgrimage thereto is a duty men owe to Allah,- those who can afford the journey; but if any deny faith, Allah stands not in need of any of His creatures. در آن نشانه هایی روشن [از ربوبیت، لطف، رحمت خدا و از جمله] مقام ابراهیم است؛ و هر که وارد آن شود در امان است؛ و خدا را حقی ثابت و لازم بر عهده مردم است که [برای ادای مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کسانی که [از جهت سلامت جسمی و توانمندی مالی و باز بودن مسیر] بتوانند به سوی آن راه یابند، و هر که ناسپاسی ورزد [و از رفتن به آنجا خودداری کند، به خود زیان زده]؛ زیرا خدا از جهانیان بی نیاز است.///در آن نشانه هایی روشن [از ربوبیت، لطف، رحمت خدا و از جمله] مقام ابراهیم است؛ و هر که وارد آن شود در امان است؛ و خدا را حقی ثابت و لازم بر عهده مردم است که [برای ادای مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کسانی که [از جهت سلامت جسمی و توانمندی مالی و باز بودن مسیر] بتوانند به سوی آن راه یابند، و هر که ناسپاسی ورزد [و از رفتن به آنجا خودداری کند، به خود زیان زده]؛ زیرا خدا از جهانیان بی نیاز است.///در آنجاست آیات روشن و مقام ابراهیم. و هر که بدان داخل شود ایمن است. براى خدا، حج آن خانه بر کسانى که قدرت رفتن به آن را داشته باشند واجب است. و هر که راه کفر پیش گیرد، بداند که خدا از جهانیان بى‌نیاز است.///در آن نشانه‌هاى روشنى است [از جمله‌] مقام ابراهیم، و هر که وارد آن شود ایمن است. و حق خدا بر مردم است که قصد زیارت این خانه کنند، کسى که به آن راه تواند یافت. و هر که کافر شود [بداند که‌] قطعا خدا از جهانیان بى‌نیاز است///در آن، نشانه‌هایى روشن است [از جمله‌] مقام ابراهیم است؛ و هر که در آن درآید در امان است؛ و براى خدا، حج آن خانه، بر عهده مردم است؛ [البته بر] کسى که بتواند به سوى آن راه یابد. و هر که کفر ورزد، یقینا خداوند از جهانیان بى‌نیاز است.///در آن [خانه] نشانه‌هاى روشن، [از جمله] مقام ابراهیم است، و هر کس داخل آن [حرم] شود، در امان است و براى خدا بر مردم [واجب] است که قصد حج آن خانه را نمایند، [البته] هر که توانایى این راه را دارد. و هرکس کفر ورزد [و با داشتن توانایى به حج نرود، بداند که] خداوند از همه‌ى جهانیان بى‌نیاز است.///در آن خانه آیات (ربوبیت) هویداست، مقام ابراهیم خلیل است، و هر که در آنجا داخل شود ایمن باشد. و مردم را حج و زیارت آن خانه به امر خدا واجب است بر هر کسی که توانایی برای رسیدن به آنجا دارد، و هر که کافر شود (به خود زیان رسانده و) خدا از جهانیان بی‌نیاز است.///در آن شگفتیهای آشکار از جمله مقام ابراهیم است، و هر کس که وارد آن شود در امان است، و خدای را بر مردم، حج خانه‌ [ی کعبه‌] مقرر است، برای کسی که بدان راه تواند برد، و هر کس که کفر [و انکار] ورزد [بداند] که خداوند از جهانیان بی‌نیاز است‌///در آن، نشانه‌های روشن، (از جمله) مقام ابراهیم است؛ و هر کس داخل آن [= خانه خدا] شود؛ در امان خواهد بود، و برای خدا بر مردم است که آهنگ خانه (او) کنند، آنها که توانایی رفتن به سوی آن دارند. و هر کس کفر ورزد (و حج را ترک کند، به خود زیان رسانده)، خداوند از همه جهانیان، بی‌نیاز است.///در آن است آیتهای تابناک مقام ابراهیم و کسی که درآیدش ایمن باشد و خدا را است بر مردم حج خانه آن کس که بتواند به سویش راهی و آن کس که کفر ورزد همانا خدا بی‌نیاز است از جهانیان‌///در آن، نشانه‌هایی روشن - (از جمله) مقام [: جایگاه] ابراهیم‌- است و هر که بدان درآید در امان است و برای خدا، حج آن خانه، بر (عهده‌ی) مردمان است‌؛ (البته بر) کسی که بتواند سوی آن راهی (درست و راهوار) بیابد. و هر که کفر ورزد (یا کفران کند، بداند) بی‌گمان خدا از جهانیان بی‌نیاز است. quran_en_fa Say: "O People of the Book! Why reject ye the Signs of Allah, when Allah is Himself witness to all ye do?" بگو: ای اهل کتاب! چرا به آیات خدا کفر می‌ورزید؟ در حالی که خدا بر آنچه انجام می‌دهید، گواه است.///بگو: ای اهل کتاب! چرا به آیات خدا کفر می‌ورزید؟ در حالی که خدا بر آنچه انجام می‌دهید، گواه است.///بگو: اى اهل کتاب، چرا آیات خدا را انکار مى‌کنید؟ خدا ناظر بر اعمال شماست.///بگو: اى اهل کتاب! چرا آیات الهى را انکار مى‌کنید در حالى که خدا شاهد کردار شماست///بگو: «اى اهل کتاب، چرا به آیات خدا کفر مى‌ورزید؟ با آنکه خدا بر آنچه مى‌کنید گواه است.»///بگو: «اى اهل کتاب! چرا به آیات خداوند کفر مى‌ورزید؟ با آن که خداوند بر اعمال شما گواه است.»///بگو: ای اهل کتاب، چرا به آیات خدا کافر می‌شوید حال آنکه خدا گواه اعمال شماست؟!///بگو ای اهل کتاب چرا آیات الهی را انکار می‌کنید، در حالی که خداوند شاهد [و ناظر] کردار شماست‌///بگو: «ای اهل کتاب! چرا به آیات خدا کفر می‌ورزید؟! و خدا گواه است بر اعمالی که انجام می‌دهید!»///بگو ای اهل کتاب چرا کفر می‌ورزید به آیتهای خدا و خدا گواه است بر آنچه می‌کنید///بگو: «هان ای اهل کتاب! چرا به آیات خدا کفر می‌ورزید؟ حال آنکه خدا بر آنچه می‌کنید گواه است.» quran_en_fa Say: "O ye People of the Book! Why obstruct ye those who believe, from the path of Allah, Seeking to make it crooked, while ye were yourselves witnesses (to Allah's Covenant)? but Allah is not unmindful of all that ye do." بگو: ای اهل کتاب! چرا کسانی را که ایمان آورده‌اند از راه خدا در حالی که خواهان کج نشان دادن آن هستید بازمی دارید؟ با اینکه شما [به مستقیم بودن و حقانیتش] گواهید، و خدا از آنچه انجام می‌دهید بی خبر نیست.///بگو: ای اهل کتاب! چرا کسانی را که ایمان آورده‌اند از راه خدا در حالی که خواهان کج نشان دادن آن هستید بازمی دارید؟ با اینکه شما [به مستقیم بودن و حقانیتش] گواهید، و خدا از آنچه انجام می‌دهید بی خبر نیست.///بگو: اى اهل کتاب، به چه سبب آنها را که ایمان آورده‌اند از راه خدا بازمى‌دارید و مى‌خواهید که به راه کج روند؟ و شما خود به زشتى کار خویش آگاهید و خدا نیز از آنچه مى‌کنید غافل نیست.///بگو: اى اهل کتاب! چرا کسى را که ایمان آورده از راه خدا باز مى‌دارید و آن را منحرف مى‌خواهید، در صورتى که شما گواهید؟ و خدا از آنچه مى‌کنید غافل نیست///بگو: «اى اهل کتاب، چرا کسى را که ایمان آورده است، از راه خدا بازمى‌دارید؛ و آن [راه‌] را کج مى‌شمارید، با آنکه خود [به راستى آن‌] گواهید؟» و خدا از آنچه مى‌کنید غافل نیست.///بگو: «اى اهل کتاب! چرا کسانى را که ایمان آورده‌اند، از راه خدا بازمى‌دارید و مى‌خواهید این راه را نادرست نشان دهید؟ در حالى که شما [به درستى آن] گواه هستید و خداوند از آنچه انجام مى‌دهید، غافل نیست.»///بگو: ای اهل کتاب، چرا اهل ایمان را از راه خدا باز می‌دارید و اهل ایمان را به راه باطل می‌خوانید در صورتی که (به زشتی این عمل) آگاهید؟! و (بترسید که) خدا از کردار شما غافل نیست.///بگو ای اهل کتاب چرا مؤمنان را از راه خداوند باز می‌دارید و آن را آگاهانه [و به ناحق‌] ناهموار و ناهنجار می‌شمارید، و خداوند از کار و کردار شما غافل نیست‌///بگو: «ای اهل کتاب! چرا افرادی را که ایمان آورده‌اند، از راه خدا بازمی‌دارید، و می‌خواهید این راه را کج سازید؟! در حالی که شما (به درستی این راه) گواه هستید؛ و خداوند از آنچه انجام می‌دهید، غافل نیست!»///بگو ای اهل کتاب چرا باز می‌دارید از راه خدا آن را که ایمان آورده است خواهیدش کج و شما خود گواهید و نیست خدا غافل از آنچه می‌کنید///بگو: «هان ای اهل کتاب! چرا کسی را که ایمان آورده است، از راه خدا باز می‌دارید، (و) آن (راه) را به کجی (و نابسامانی) می‌جویید، با آنکه خود (به‌راستی آن) گواهید؟» و خدا از آنچه می‌کنید غافل نیست. quran_en_fa O ye who believe! If ye listen to a faction among the People of the Book, they would (indeed) render you apostates after ye have believed! ای اهل ایمان! اگر از گروهی از کسانی که به آنان کتاب داده شده اطاعت کنید، شما را پس از ایمانتان به کفر بازمی گردانند.///ای اهل ایمان! اگر از گروهی از کسانی که به آنان کتاب داده شده اطاعت کنید، شما را پس از ایمانتان به کفر بازمی گردانند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، اگر از گروهى از اهل کتاب اطاعت کنید شما را از ایمانتان به کفر باز مى‌گردانند.///اى مؤمنان! اگر فرقه‌اى از اهل کتاب را فرمان برید، شما را بعد از ایمانتان به کفر باز مى‌گردانند///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، اگر از فرقه‌اى از اهل کتاب فرمان برید، شما را پس از ایمانتان به حال کفر برمى‌گردانند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! اگر گروهى از اهل کتاب را پیروی کنید، شما را بعد از ایمانتان به کفر باز مى‌گردانند.///ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر پیروی بسیاری از اهل کتاب کنید شما را بعد از ایمان به کفر بر می‌گردانند.///ای مؤمنان اگر از گروهی از اهل کتاب اطاعت کنید، شما را بعد از ایمانتان به کفر برمی‌گردانند///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر از گروهی از اهل کتاب، (که کارشان نفاق‌افکنی و شعله‌ورساختن آتش کینه و عداوت است) اطاعت کنید، شما را پس از ایمان، به کفر بازمی‌گردانند.///ای گروه مؤمنان اگر فرمان برید گروهی را از آنان که داده شدستند کتاب را برمی‌گردانند شما را پس از ایمانتان کافران‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! اگر (از) فرقه‌ای از کسانی که به آنها کتاب وحی داده شد فرمان برید، شما را پس از ایمانتان به حال کفر بر می‌گردانند. quran_en_fa And how would ye deny Faith while unto you are rehearsed the Signs of Allah, and among you Lives the Messenger? Whoever holds firmly to Allah will be shown a way that is straight. و چگونه کفر می‌ورزید در حالی که آیات خدا بر شما خوانده می‌شود، و پیامبر او در میان شماست؟! و هر کس به خدا تمسک جوید، قطعا به راه راست هدایت شده است.///و چگونه کفر می‌ورزید در حالی که آیات خدا بر شما خوانده می‌شود، و پیامبر او در میان شماست؟! و هر کس به خدا تمسک جوید، قطعا به راه راست هدایت شده است.///چگونه کافر مى‌شوید در حالى که آیات خدا بر شما خوانده مى شود و رسول او در میان شماست؟ و هر که به خدا تمسک جوید به راه راست هدایت شده است.///و چگونه کافر مى‌شوید با آن که آیات الهى بر شما خوانده مى‌شود و فرستاده‌ى او در میان شماست؟ و هر که به خدا تمسک جوید، قطعا به راه راست رهبرى شده است///و چگونه کفر مى‌ورزید، با اینکه آیات خدا بر شما خوانده مى‌شود و پیامبر او میان شماست؟ و هر کس به خدا تمسک جوید، قطعا به راه راست هدایت شده است.///و چگونه شما کفر مى‌ورزید، در حالى که آیات خدا بر شما تلاوت مى‌شود و پیامبر او در میان شماست؟ و هر کس به [دین و کتاب] خدا تمسک جوید، پس قطعا به راه راست هدایت شده است.///و چگونه کافر خواهید شد در صورتی که آیات خدا بر شما تلاوت می‌شود و پیغمبر خدا میان شماست؟ و هر کس به دین خدا متمسک شود محققا به راه مستقیم هدایت یافته است.///و چگونه کفرورزید حال آنکه آیات الهی بر شما خوانده می‌شود و رسول خدا در میان شماست، و هر کس به خداوند پناه برد، به راه راست رهنمون شده است‌///و چگونه ممکن است شما کافر شوید، با اینکه (در دامان وحی قرار گرفته‌اید، و) آیات خدا بر شما خوانده می‌شود، و پیامبر او در میان شماست؟! (بنابر این، به خدا تمسک جویید!) و هر کس به خدا تمسک جوید، به راهی راست، هدایت شده است.///و چگونه کفر ورزید و بر شما خوانده می‌شود آیتهای خدا و در میان شما است فرستاده او و آن کس که نگهداری از خدا خواهد همانا هدایت شده است به سوی راهی راست‌///و چگونه کافر می‌شوید؟ حال آنکه آیات خدا بر شما خوانده می‌شود، و پیامبرش (هم) میان شماست‌؟ و هر کس به (وسیله‌ی) خدا (از هر گونه خطا) عصمت و بازداری جوید، و راه خدا را پوید، بی‌چون به راهی راست هدایت شده است. quran_en_fa O ye who believe! Fear Allah as He should be feared, and die not except in a state of Islam. ای اهل ایمان! از خدا آن گونه که شایسته پروای از اوست، پروا کنید، و نمیرید مگر در حالی که [در برابر او و فرمان‌ها و احکامش] تسلیم باشید.///ای اهل ایمان! از خدا آن گونه که شایسته پروای از اوست، پروا کنید، و نمیرید مگر در حالی که [در برابر او و فرمان‌ها و احکامش] تسلیم باشید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، آنچنان که شایسته ترس از خداست از او بترسید و جز در مسلمانى نمیرید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! چنان که سزاوار خداست تقوا پیشه کنید، و زینهار که بمیرید و مسلمان نباشید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از خدا آن گونه که حق پرواکردن از اوست، پروا کنید؛ و زینهار، جز مسلمان نمیرید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از خداوند پروا کنید آن­گونه که سزاوار تقواى اوست. و نمیرید مگر این که مسلمان باشید.///ای اهل ایمان، از خدا بترسید چنانچه شایسته خدا ترس بودن است، و نمیرید جز به دین اسلام.///ای مؤمنان از خداوند چنانکه سزاوار پروای اوست، پروا کنید و جز در مسلمانی نمیرید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! آن گونه که حق تقوا و پرهیزکاری است، از خدا بپرهیزید! و از دنیا نروید، مگر اینکه مسلمان باشید! (باید گوهر ایمان را تا پایان عمر، حفظ کنید!)///ای گروه مؤمنان بترسید خدا را حق ترسیدنش و نمیرید جز آنکه باشید مسلمانان‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! از خدا -آن گونه که حق پروا کردن از اوست- پروا کنید و زنهار، جز به حالت تسلیم نمیرید. quran_en_fa And hold fast, all together, by the rope which Allah (stretches out for you), and be not divided among yourselves; and remember with gratitude Allah's favour on you; for ye were enemies and He joined your hearts in love, so that by His Grace, ye became brethren; and ye were on the brink of the pit of Fire, and He saved you from it. Thus doth Allah make His Signs clear to you: That ye may be guided. و همگی به ریسمان خدا [قرآن و اهل بیت (علیهم السلام)] چنگ زنید، و پراکنده و گروه گروه نشوید؛ و نعمت خدا را بر خود یاد کنید آن گاه که [پیش از بعثت پیامبر و نزول قرآن] با یکدیگر دشمن بودید، پس میان دل‌های شما پیوند و الفت برقرار کرد، در نتیجه به رحمت و لطف او با هم برادر شدید، و بر لب گودالی از آتش بودید، پس شما را از آن نجات داد؛ خدا این گونه، نشانه‌های [قدرت، لطف و رحمت] خود را برای شما روشن می‌سازد تا هدایت شوید.///و همگی به ریسمان خدا [قرآن و اهل بیت (علیهم السلام)] چنگ زنید، و پراکنده و گروه گروه نشوید؛ و نعمت خدا را بر خود یاد کنید آن گاه که [پیش از بعثت پیامبر و نزول قرآن] با یکدیگر دشمن بودید، پس میان دل‌های شما پیوند و الفت برقرار کرد، در نتیجه به رحمت و لطف او با هم برادر شدید، و بر لب گودالی از آتش بودید، پس شما را از آن نجات داد؛ خدا این گونه، نشانه‌های [قدرت، لطف و رحمت] خود را برای شما روشن می‌سازد تا هدایت شوید.///و همگان دست در ریسمان خدا زنید و پراکنده مشوید و از نعمتى که خدا بر شما ارزانى داشته است یاد کنید: آن هنگام که دشمن یکدیگر بودید و او دلهایتان را به هم مهربان ساخت و به لطف او برادر شدید. و بر لبه پرتگاهى از آتش بودید، خدا شما را از آن برهانید. خدا آیات خود را براى شما اینچنین بیان مى‌کند، شاید هدایت یابید.///و همگى به رشته الهى در آویزید و پراکنده نشوید، و نعمت خدا را بر خود یاد کنید که دشمن یکدیگر بودید پس او میان دل‌هاى شما الفت داد و به موهبت او با هم برادر شدید و بر لبه پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید. خداوند این گونه آیات خود را براى شما رو///و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید؛ و نعمت خدا را بر خود یاد کنید: آنگاه که دشمنان [یکدیگر] بودید، پس میان دلهاى شما الفت انداخت، تا به لطف او برادران هم شدید؛ و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید. این گونه، خداوند نشانه‌هاى خود را براى شما روشن مى‌کند، باشد که شما راه یابید.///و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید، و نعمت خدا را بر خود یاد کنید، آن­گاه که دشمنان یکدیگر بودید، پس خداوند میان دل‌هایتان الفت انداخت و در سایه‌ی نعمت او برادران یکدیگر شدید، و بر لب پرتگاهى از آتش بودید، پس شما را از آن نجات داد. این­گونه خداوند آیات خود را براى شما بیان مى‌کند، شاید هدایت شوید.///و همگی به رشته (دین) خدا چنگ زده و به راههای متفرق نروید، و به یاد آرید این نعمت بزرگ خدا را که شما با هم دشمن بودید، خدا در دلهای شما الفت و مهربانی انداخت و به لطف و نعمت خدا همه برادر دینی یکدیگر شدید، و در پرتگاه آتش بودید، خدا شما را نجات داد. بدین گونه خدا آیاتش را برای (راهنمایی) شما بیان می‌کند، باشد که هدایت شوید.///و همگی به رشته الهی درآویزید و پراکنده نشوید، و نعمت خداوند را بر خود یاد کنید که دشمنان همدیگر بودید و او میان دلهای شما الفت داد و به نعمت او با هم دوست شدید، و بر لبه پرتگاه آتش بودید و او بازتان رهاند، خداوند بدین‌سان آیات خویش را برای شما به روشنی بیان می‌دارد تا هدایت یابید///و همگی به ریسمان خدا [= قرآن و اسلام، و هرگونه وسیله وحدت‌]، چنگ زنید، و پراکنده نشوید! و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دلهای شما، الفت ایجاد کرد، و به برکت نعمت او، برادر شدید! و شما بر لب حفره‌ای از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد؛ این چنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار می‌سازد؛ شاید پذیرای هدایت شوید.///و چنگ زنید به رشته خدا همگی و پراکنده نشوید و یاد آرید نعمت خدا را بر شما هنگامی که بودید دشمنان پس الفت افکند میان دلهای شما تا شدید به نعمت او برادران و بودید بر کنار گودالی از آتش پس رهانید شما را از آن چنین بیان کند خدا برای شما آیتهای خویش را شاید هدایت یابید///و همگی با هم از تمامی ریسمان خدا عصمت بطلبید، و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود یاد کنید: آن‌گاه که دشمنان (یکدیگر) بودید، پس میان دل‌هاتان الفت انداخت، تا به نعمت (و لطف) او برادران (یکدیگر) شدید؛ و بر کناره‌ی پرتگاه آتش بودید، پس شما را از آن برهانید. این گونه، خدا نشانه‌های خود را برایتان روشن می‌کند، شاید شما راه یابید. quran_en_fa Let there arise out of you a band of people inviting to all that is good, enjoining what is right, and forbidding what is wrong: They are the ones to attain felicity. و باید از شما گروهی باشند که [همه مردم را] به سوی خیر [اتحاد، اتفاق، الفت، برادری، مواسات و درستی] دعوت نمایند، و به کار شایسته و پسندیده وادارند، و از کار ناپسند و زشت بازدارند؛ و اینانند که یقینا رستگارند.///و باید از شما گروهی باشند که [همه مردم را] به سوی خیر [اتحاد، اتفاق، الفت، برادری، مواسات و درستی] دعوت نمایند، و به کار شایسته و پسندیده وادارند، و از کار ناپسند و زشت بازدارند؛ و اینانند که یقینا رستگارند.///باید که از میان شما گروهى باشند که به خیر دعوت کنند و امر به معروف و نهى از منکر کنند. اینان رستگارانند.///و باید در میان شما گروهى باشند که به نیکى فرمان دهند و از کار ناشایسته باز دارند و هم آنان رستگارانند///و باید از میان شما، گروهى، [مردم را] به نیکى دعوت کنند و به کار شایسته وادارند و از زشتى بازدارند، و آنان همان رستگارانند.///و از میان شما باید گروهى باشند که [دیگران را] به خیر و نیکى دعوت نمایند و امر به معروف و نهى از منکر کنند. و آنان همان رستگارانند.///و باید برخی از شما مسلمانان، خلق را به خیر و صلاح دعوت کنند و امر به نیکوکاری و نهی از بدکاری کنند، و اینها (که واسطه هدایت خلق هستند) رستگار خواهند بود.///و باید از میان شما گروهی باشند دعوتگر به خیر که به نیکی فرمان دهند و از ناشایستی بازدارند و اینان رستگارانند///باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی، و امر به معروف و نهی از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند.///و باید باشد از شما گروهی که دعوت‌کنند به نیکی و امرکنند به خوبی و نهی‌کنند از بدی و آنانند رستگاران‌///و باید از میان شما، گروهی (مردمان را) سوی نیکی دعوت کنند و به کار معروف [: شایسته‌] وادارند، و از منکر [: ناشایست‌]، بازدارند و آنان همان رستگارکنندگانند. quran_en_fa Be not like those who are divided amongst themselves and fall into disputations after receiving Clear Signs: For them is a dreadful penalty,- و [شما ای اهل ایمان!] مانند کسانی نباشید که پس از آنکه دلایل روشن برای آنان آمد، پراکنده و گروه گروه شدند و [در دین] اختلاف پیدا کردند، و آنان را عذابی بزرگ است؛///و [شما ای اهل ایمان!] مانند کسانی نباشید که پس از آنکه دلایل روشن برای آنان آمد، پراکنده و گروه گروه شدند و [در دین] اختلاف پیدا کردند، و آنان را عذابی بزرگ است؛///همانند آن کسان مباشید که پس از آنکه آیات روشن خدا بر آنها آشکار شد، پراکنده گشتند و با یکدیگر اختلاف ورزیدند، البته براى اینان عذابى بزرگ خواهد بود.///و همانند کسانى نباشید که پس از آمدن دلایل روشنگر براى ایشان، پراکنده شدند و اختلاف کردند، و اینانند که عذابى بزرگ خواهند داشت///و چون کسانى مباشید که پس از آنکه دلایل آشکار برایشان آمد، پراکنده شدند و با هم اختلاف پیدا کردند، و براى آنان عذابى سهمگین است؛///و مانند کسانى نباشید که بعد از آن که دلایل روشن برایشان آمد، باز هم اختلاف کرده، پراکنده شدند. و برای آنان عذابى بزرگ است.///و شما مسلمانان مانند مللی نباشید که پس از آنکه آیات روشن برای (هدایت) آنها آمد راه تفرقه و اختلاف پیمودند، که البته برای آنها عذاب بزرگ خواهد بود.///و همانند کسانی نباشید که پس از آنکه روشنگریها فراراهشان آمد، پراکنده شدند و اختلاف یافتند، و اینان عذابی سهمگین [در پیش‌] دارند///و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند؛ (آن هم) پس از آنکه نشانه‌های روشن (پروردگار) به آنان رسید! و آنها عذاب عظیمی دارند.///و نباشید مانند آنان که پراکنده شدند و اختلاف کردند پس از آنکه بیامدشان نشانیها و از برای آنان است عذابی سخت‌///و مانند کسانی مباشید که پس از آنکه دلایل آشکار برایشان آمد، پراکنده شدند و با هم اختلاف کردند. و ایشان برایشان عذابی بس بزرگ است. quran_en_fa On the Day when some faces will be (lit up with) white, and some faces will be (in the gloom of) black: To those whose faces will be black, (will be said): "Did ye reject Faith after accepting it? Taste then the penalty for rejecting Faith." در روزی که چهره هایی سپید و چهره هایی سیاه شود، اما آنان که چهره هایشان سیاه شده [به آنان گویند:] آیا پس از ایمانتان کافر شدید؟ پس به کیفر آنکه کفر می‌ورزیدید، این عذاب را بچشید.///در روزی که چهره هایی سپید و چهره هایی سیاه شود، اما آنان که چهره هایشان سیاه شده [به آنان گویند:] آیا پس از ایمانتان کافر شدید؟ پس به کیفر آنکه کفر می‌ورزیدید، این عذاب را بچشید.///آن روز که گروهى سپیدروى و گروهى سیه‌روى شوند به آنان که سیه‌روى شده‌اند مى‌گویند: آیا شما پس از ایمان آوردنتان کافر شدید؟ به سبب کافر شدنتان بچشید عذاب خدا را.///روزى که چهره‌هایى سفید و چهره‌هایى سیاه شود. اما رو سیاهان [به آنها گفته شود:] آیا پس از ایمانتان کافر شدید؟ پس به سزاى کفرتان این عذاب را بچشید/// [در آن‌] روزى که چهره‌هایى سپید، و چهره‌هایى سیاه گردد. اما سیاهرویان [به آنان گویند:] آیا بعد از ایمانتان کفر ورزیدید؟ پس به سزاى آنکه کفر مى‌ورزیدید [این‌] عذاب را بچشید.///روزى که چهره‌هایى سپید و نورانى، و چهره‌هایى سیاه مى‌شوند. پس کسانى که روسیاه شدند، [به آنان گفته مى‌شود:] «آیا بعد از ایمانتان کفر ورزیدید؟ پس به خاطر کفرتان، این عذاب را بچشید.»///در روزی که گروهی روسفید و گروهی روسیاه باشند، اما سیه رویان (را نکوهش کنند که) چرا بعد از ایمان باز کافر شدید؟ اکنون بچشید عذاب را به کیفر کفر و عصیان خود.///روزی که چهره‌هایی سفید و چهره‌هایی سیاه شود، آنگاه [به‌] سیاه‌رویان [گویند] آیا بعد از ایمانتان روی به کفر آورده بودید؟ پس عذاب را به خاطر کفری که ورزیده بودید بچشید///(آن عذاب عظیم) روزی خواهد بود که چهره‌هائی سفید، و چهره‌هائی سیاه می‌گردد، اما آنها که صورتهایشان سیاه شده، (به آنها گفته می‌شود:) آیا بعد از ایمان، و (اخوت و برادری در سایه آن،) کافر شدید؟! پس بچشید عذاب را، به سبب آنچه کفر می‌ورزیدید!///روزی که سفید شوند رویهائی و سیاه شوند رویهائی پس آنان که سیاه شده است رویهای ایشان آیا کفر ورزیدید پس از ایمان خود پس بچشید عذاب را بدانچه بودید کفر می‌ورزیدید///روزی که چهره‌هایی بس سپید و چهره‌هایی بس سیاه گردند؛ پس اما کسانی که چهره‌هایشان سیاه شد (به آنان گفته شود:) «آیا بعد از ایمانتان کافر شدید؟ پس به (نتیجه‌ی) آنکه کافر شدید عذاب را بچشید.» quran_en_fa But those whose faces will be (lit with) white,- they will be in (the light of) Allah's mercy: therein to dwell (for ever). و اما آنان که چهره هایشان سپید گشته، همواره در رحمت خدایند، و در آن جاودانه‌اند.///و اما آنان که چهره هایشان سپید گشته، همواره در رحمت خدایند، و در آن جاودانه‌اند.///اما آنان که سپیدروى شده‌اند، همواره غرق در رحمت پروردگار باشند.///و اما رو سفیدان در رحمت خدا (بهشت) قرار مى‌گیرند و در آن جاودانند///و اما سپیدرویان همواره در رحمت خداوند جاویدانند.///و اما آنان که روسفید شدند، در رحمت خدا جاودانه‌اند.///و اما روسفیدان در رحمت خدا (یعنی بهشت) درآیند و در آن جاوید متنعم باشند.///و اما سپیدرویان در بهشت رحمت الهی جاویدانند///و اما آنها که چهره‌هایشان سفید شده، در رحمت خداوند خواهند بود؛ و جاودانه در آن می‌مانند.///و اما آنان که سفید شده است رویهای ایشان پس در رحمت خداوندند ایشانند در آن جاودانان‌///و اما آنان که چهره‌هاشان بس سپید شد، پس (ایشان همچنان) در ژرفای رحمت خدا جاویدانند. quran_en_fa These are the Signs of Allah: We rehearse them to thee in Truth: And Allah means no injustice to any of His creatures. اینها [که سرگذشت اهل کتاب، مژده‌ها، بیم‌ها و امور مربوط به آخرت است] آیات خداست که آن را به درستی و راستی بر تو می‌خوانیم؛ و خدا هیچ ستم و بیدادی بر جهانیان نمی‌خواهد.///اینها [که سرگذشت اهل کتاب، مژده‌ها، بیم‌ها و امور مربوط به آخرت است] آیات خداست که آن را به درستی و راستی بر تو می‌خوانیم؛ و خدا هیچ ستم و بیدادی بر جهانیان نمی‌خواهد.///اینها آیات خداست که به حق بر تو فرو مى‌خوانیم. و خدا به مردم جهان ستم روا نمى‌دارد.///اینها آیات الهى است که به درستى بر تو مى‌خوانیم، و خدا هیچ ستمى بر جهانیان نمى‌خواهد///اینها آیات خداست که آن را به حق بر تو مى‌خوانیم؛ و خداوند هیچ ستمى بر جهانیان نمى‌خواهد.///اینها آیات خداوند است که ما آن را به حق بر تو مى‌خوانیم. و خدا هیچ ستمى را بر جهانیان روا نمى‌دارد.///اینها آیات الهی است که برای تو به راستی می‌خوانیم، و خداوند هرگز اراده ستم به هیچ کس از مردم عالم نخواهد کرد.///این آیات الهی است که به راستی و درستی بر تو می‌خوانیم و خداوند ستمی بر جهانیان نمی‌پسندد///اینها آیات خداست؛ که بحق بر تو می‌خوانیم. و خداوند (هیچ گاه) ستمی برای (احدی از) جهانیان نمی‌خواهد.///این است آیتهای خدا که خوانیمش بر تو به حق و نیست خدا خواهان ستمی بر جهانیان‌///اینهاست آیات خدا، (که) آنها را به تمامی حق بر تو می‌خوانیم. و خدا هیچ ستمی برای جهانیان نمی‌خواهد. quran_en_fa To Allah belongs all that is in the heavens and on earth: To Him do all questions go back (for decision). و آنچه در آسمان و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست، و همه امور به سوی او بازگردانده می‌شود.///و آنچه در آسمان و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست، و همه امور به سوی او بازگردانده می‌شود.///از آن خداست هر چه در آسمانها و زمین است و کارها بدو بازگردانیده شود.///و آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آن خداست و کارها به سوى او بازگردانده مى‌شود///و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن خداست، و [همه‌] کارها به سوى خدا بازگردانده مى‌شود.///و [چگونه ممکن است خدا ستم کند؟! در حالى که] آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، از آن خداست و بازگشت همه‌ی امور تنها به سوى خداست.///و هر آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همه ملک خداست و بازگشت همه امور (و موجودات) به سوی اوست.///آنچه در آسمانها و در زمین است از آن خداست و کارها به خداوند بازمی‌گردد///و (چگونه ممکن است خدا ستم کند؟! در حالی که) آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، مال اوست؛ و همه کارها، به سوی او باز می‌گردد (و به فرمان اوست.)///و برای خدا است آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و به سوی خدا بازگردانیده شوند امور///و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است تنها از خداست، و همه‌ی چیزها و کارها و فرمان‌ها تنها سوی خدا بازگردانده می‌شوند. quran_en_fa Ye are the best of peoples, evolved for mankind, enjoining what is right, forbidding what is wrong, and believing in Allah. If only the People of the Book had faith, it were best for them: among them are some who have faith, but most of them are perverted transgressors. شما بهترین امتی هستید که [برای اصلاح جوامع انسانی] پدیدار شده‌اید، به کار شایسته و پسندیده فرمان می‌دهید و از کار ناپسند و زشت بازمی دارید، و [از روی تحقیق، معرفت، صدق و اخلاص] به خدا ایمان می‌آورید. و اگر اهل کتاب ایمان می‌آوردند قطعا برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنان مؤمن [به قرآن و پیامبرند] و بیشترشان فاسقند.///شما بهترین امتی هستید که [برای اصلاح جوامع انسانی] پدیدار شده‌اید، به کار شایسته و پسندیده فرمان می‌دهید و از کار ناپسند و زشت بازمی دارید، و [از روی تحقیق، معرفت، صدق و اخلاص] به خدا ایمان می‌آورید. و اگر اهل کتاب ایمان می‌آوردند قطعا برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنان مؤمن [به قرآن و پیامبرند] و بیشترشان فاسقند.///شما بهترین امتى هستید از میان مردم پدید آمده، که امر به معروف و نهى از منکر مى‌کنید و به خدا ایمان دارید. اگر اهل کتاب نیز ایمان بیاورند برایشان بهتر است. بعضى از ایشان مؤمنند ولى بیشترین تبهکارانند.///شما بهترین امتى هستید که براى مردم پدیدار شده‌اید که به کار پسندیده فرمان مى‌دهید و از کار ناپسند باز مى‌دارید و به خدا ایمان دارید. و اگر اهل کتاب ایمان آورده بودند البته برایشان بهتر بود. برخى از آنان مؤمنند و بیشترشان فاسقند///شما بهترین امتى هستید که براى مردم پدیدار شده‌اید: به کار پسندیده فرمان مى‌دهید، و از کار ناپسند بازمى‌دارید، و به خدا ایمان دارید. و اگر اهل کتاب ایمان آورده بودند قطعا برایشان بهتر بود؛ برخى از آنان مؤمنند و [لى‌] بیشترشان نافرمانند.///شما بهترین امتى بوده‌اید که [به عنوان الگو] براى مردم پدیدار شده‌اید. به خوبى‌ها فرمان مى‌دهید و از بدى‌ها و زشتى‌ها، نهى مى‌کنید و به خدا ایمان دارید. و اگر اهل کتاب [نیز به چنین آیینی] ایمان مى‌آوردند، قطعا برایشان بهتر بود. برخى از آنان مؤمنند، ولى بیشترشان فاسق­اند.///شما (مسلمانان حقیقی) نیکوترین امتی هستید که پدیدار گشته‌اید (برای اصلاح بشر، که مردم را) به نیکوکاری امر می‌کنید و از بدکاری باز می‌دارید و ایمان به خدا دارید. و اگر اهل کتاب همه ایمان می‌آوردند بر آنان چیزی بهتر از آن نبود، لیکن برخی از آنان با ایمان و بیشترشان فاسق و بدکارند.///شما بهترین امتی هستید که برای مردمان پدید آمده‌اند، که به نیکی فرمان می‌دهید و از ناشایستی باز می‌دارید و به خداوند ایمان دارید، و اگر اهل کتاب ایمان آورده بودند برایشان بهتر بود، از آنان بعضی مؤمن و بسیاری نافرمانند///شما بهترین امتی بودید که به سود انسانها آفریده شده‌اند؛ (چه اینکه) امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید و به خدا ایمان دارید. و اگر اهل کتاب، (به چنین برنامه و آیین درخشانی،) ایمان آورند، برای آنها بهتر است! (ولی تنها) عده کمی از آنها با ایمانند، و بیشتر آنها فاسقند، (و خارج از اطاعت پروردگار)///بودید بهترین امتی که برون آورده شدید برای مردم امر می‌کنید به نیکی و نهی می‌کنید از زشتی و ایمان می‌آورید به خدا و اگر ایمان می‌آوردند اهل کتاب همانا بهتر بود ایشان را از ایشانند ایمان آرندگانی و بیشتر ایشانند نافرمانان‌///شما بهترین امتی بودید که برای مردمان برون آمدید. به کار معروف [: پسندیده] فرمان می‌دهید، و از کار منکر [: ناپسند] باز می‌دارید، و به خدا ایمان می‌آورید. و اگر اهل کتاب ایمان آورده بودند، بی‌گمان برایشان بهتر بود. برخی از آنان مؤمنانند و بیشترشان فاسقانند. quran_en_fa They will do you no harm, barring a trifling annoyance; if they come out to fight you, they will show you their backs, and no help shall they get. هرگز به شما جز آزاری اندک نمی‌رسانند، و اگر با شما بجنگند [شکست می‌خورند و] به شما پشت کرده [فرار می‌کنند] آن گاه [از جانب دیگران] یاری نمی‌شوند.///هرگز به شما جز آزاری اندک نمی‌رسانند، و اگر با شما بجنگند [شکست می‌خورند و] به شما پشت کرده [فرار می‌کنند] آن گاه [از جانب دیگران] یاری نمی‌شوند.///به شما جز اندک آزار، دیگر آسیبى نرسانند. اگر با شما کارزار کنند پشت کنند و به هزیمت روند و پیروز نگردند.///هرگز به شما زیان نمى‌رسانند جز آزارى، و اگر با شما درگیر شوند به شما پشت خواهند کرد، آن‌گاه یارى [و پیروزى‌] نخواهند یافت///۱۱۱] جز آزارى [اندک‌] هرگز به شما زیانى نخواهند رسانید؛ و اگر با شما بجنگند، به شما پشت نمایند، سپس یارى نیابند.///اهل کتاب هرگز نمى‌توانند به شما زیان برسانند، جز آزارى اندک، و اگر با شما بجنگند، به شما پشت می‌کنند و می‌گریزند، سپس یارى نخواهند شد.///هرگز (یهودان) به شما آسیب سخت نتوانند رسانید مگر آنکه شما را اندکی بیازارند، و اگر به کارزار شما آیند از جنگ خواهند گریخت و از آن پس هیچ وقت منصور نخواهند بود.///به شما جز آزاری اندک، زیانی نمی‌رسانند، و اگر آهنگ کارزار با شما کنند به شما پشت می‌کنند، و یاری نمی‌یابند///آنها [= اهل کتاب، مخصوصا» یهود] هرگز نمی‌توانند به شما زیان برسانند، جز آزارهای مختصر؛ و اگر با شما پیکار کنند، به شما پشت خواهند کرد (و شکست می‌خورند)؛ سپس کسی آنها را یاری نمی‌کند.///هرگز به شما آسیبی نرسانند جز آزاری و اگر جنگ‌کنند با شما پشت به سوی شماکنند و سپس یاری نشوند///(شما مؤمنانی که شروط گذشته را انجام داده‌اید) کافران جز آزاری اندک، هرگز به شما زیانی نتوانند رسانید، و اگر با شما بجنگند، (پس) به شما پشت کنند، سپس یاری (هم) نیابند. quran_en_fa Shame is pitched over them (Like a tent) wherever they are found, except when under a covenant (of protection) from Allah and from men; they draw on themselves wrath from Allah, and pitched over them is (the tent of) destitution. This because they rejected the Signs of Allah, and slew the prophets in defiance of right; this because they rebelled and transgressed beyond bounds. هر زمان و هر کجا یافت شوند، [داغ] خواری و ذلت بر آنان زده شده، مگر [آنکه] به ریسمانی از جانب خدا [که ایمان به قرآن و نبوت پیامبر است] و یا ریسمانی از سوی مردم [مؤمن که پذیرش ذمه و شرایط آن است، چنگ زنند] و به خشمی از سوی خدا سزاوار شده‌اند و [داغ] بینوایی و بدبختی بر آنان زده شد. این بدان سبب است که آنان همواره به آیات خدا کفر می‌ورزیدند و پیامبران را به ناحق می‌کشتند، و این [کفرورزی و کشتن پیامبران] به سبب این است که [خدا را] نافرمانی نمودند و همواره [از حدود الهی] تجاوز می‌کردند.///هر زمان و هر کجا یافت شوند، [داغ] خواری و ذلت بر آنان زده شده، مگر [آنکه] به ریسمانی از جانب خدا [که ایمان به قرآن و نبوت پیامبر است] و یا ریسمانی از سوی مردم [مؤمن که پذیرش ذمه و شرایط آن است، چنگ زنند] و به خشمی از سوی خدا سزاوار شده‌اند و [داغ] بینوایی و بدبختی بر آنان زده شد. این بدان سبب است که آنان همواره به آیات خدا کفر می‌ورزیدند و پیامبران را به ناحق می‌کشتند، و این [کفرورزی و کشتن پیامبران] به سبب این است که [خدا را] نافرمانی نمودند و همواره [از حدود الهی] تجاوز می‌کردند.///هر جا که باشند مهر خوارى بر آنها زده شده است، مگر آنکه در امان خدا و در امان مردم باشند. و با خشم خدا قرین شده‌اند و مهر بدبختى بر آنها نهاده‌اند، زیرا به آیات خدا کافر شدند و پیامبران را به ناحق کشتند. و این بدان سبب بود که عصیان ورزیدند و تجاوز کردند.///هر جا یافته شوند مهر خوارى بر آنها خورده، مگر به ریسمانى از جانب خدا [پذیرش اسلام‌] و یا به ریسمانى از جانب مردم [پناهندگى به مسلمانان تمسک جویند]. آنها به خشم خدا دچار شدند و مهر بیچارگى بر آنها زده شد. این [عقوبت‌] از آن روست که آنها همواره آیات ا///هر کجا یافته شوند، به خوارى دچار شده‌اند -مگر آنکه به پناه امان خدا و زینهار مردم [روند] - و به خشمى از خدا گرفتار آمدند، و [مهر] بینوایى بر آنان زده شد. این بدان سبب بود که به آیات خدا کفر مى‌ورزیدند و پیامبران را بناحق مى‌کشتند. [و نیز] این [عقوبت‌] به سزاى آن بود که نافرمانى کردند و از اندازه درمى‌گذرانیدند.///[دشمنان شما به قدرى ترسو و زبون هستند که] هر جا یافت شوند، مهر ذلت بر آنها خورده است، مگر آن که به ریسمان الهى چنگ زنند [و از انحراف دست برداشته، ایمان آورند] و با مردم پیوندى برقرار کنند. آنها گرفتار خشم خدا گشتند و مهر بیچارگى بر آنها زده شد. این به خاطر آن بود که به آیات خدا کفر مى‌ورزیدند و پیامبران را به ناحق مى‌کشتند. این بدان سبب بود که نافرمانى کردند و [به حقوق دیگران،] تجاوز مى‌نمودند.///آنها محکوم به ذلت و خواری هستند به هر کجا که یافت شوند، مگر به دین خدا و عهد مسلمین درآیند. و آنان پیوسته مستحق خشم خدا و اسیر بدبختی و ذلت شدند از این رو که به آیات خدا کافر شده و پیغمبران حق را به ناحق می‌کشتند، و این نابکاریها به خاطر نافرمانی و ستمگری همیشه آنها بود.///هر جا که یافته شوند، دچار خواری‌اند، مگر آنکه به پناه امان خدا و زینهار مردم [مسلمان‌] روند، و سزاوار خشم الهی شدند و دچار ناداری گردیدند، این از آن بود که آیات الهی را انکار می‌کردند و پیامبران را به ناحق می‌کشتند، و از آن بود که سرکشی کردند و از حد درگذشتند///هر جا یافت شوند، مهر ذلت بر آنان خورده است؛ مگر با ارتباط به خدا، (و تجدید نظر در روش ناپسند خود،) و (یا) با ارتباط به مردم (و وابستگی به این و آن)؛ و به خشم خدا، گرفتار شده‌اند؛ و مهر بیچارگی بر آنها زده شده؛ چرا که آنها به آیات خدا، کفر می‌ورزیدند و پیامبران را بناحق می‌کشتند. اینها بخاطر آن است که گناه کردند؛ و (به حقوق دیگران،) تجاوز می‌نمودند.///زده شد بر ایشان خواری هر کجا یافت شوند مگر با رشته‌ای از خدا و رشته‌ای از مردم و گرفتار شدند به خشمی از خدا یا آوردند خشمی از خدا و افکنده شد بر ایشان پریشانی این بدان بود که کفر می‌ورزیدند به آیتهای خدا و می‌کشتند پیمبران را به ناحق این بدان شد که عصیان ورزیدند و بودند تجاوز کنندگان‌///هر کجا -با پیگیری‌ (تان) - یافت شوند، مهر خواری و بی‌مقداری بر (سر و سامان) ‌شان زده شده، مگر به وسیله‌ی ریسمانی از خدا و ریسمانی از مردم. و مهر (و مهار) گداصفتی بر آنان زده شد، (و) این بدین سبب بود که به آیات خدا همی کفر می‌ورزیده‌اند و پیامبران را به ناحق می‌کشته‌اند. (نیز) این (عقوبت) به سزای آن بود که نافرمانی و تجاوز می‌کرده‌اند. quran_en_fa Not all of them are alike: Of the People of the Book are a portion that stand (For the right): They rehearse the Signs of Allah all night long, and they prostrate themselves in adoration. [همه اهل کتاب] یکسان نیستند، از اهل کتاب گروهی درستکار [و رعایت کننده حق خدا و مردم] هستند، آیات خدا را در ساعاتی از شب می‌خوانند و [به پیشگاه حق از روی تواضع و فروتنی] سجده می‌کنند.///[همه اهل کتاب] یکسان نیستند، از اهل کتاب گروهی درستکار [و رعایت کننده حق خدا و مردم] هستند، آیات خدا را در ساعاتی از شب می‌خوانند و [به پیشگاه حق از روی تواضع و فروتنی] سجده می‌کنند.///اهل کتاب همه یکسان نیستند. گروهى به طاعت خدا ایستاده‌اند و آیات خدا را در دل شب تلاوت مى‌کنند و سجده به جاى مى‌آورند.///آنان یکسان نیستند برخى از اهل کتاب امتى هستند که [به طاعت خدا] ایستاده‌اند، آیات الهى را در دل شب تلاوت مى‌کنند و سر به سجده دارند/// [ولى همه آنان‌] یکسان نیستند. از میان اهل کتاب، گروهى درستکردارند که آیات الهى را در دل شب مى‌خوانند و سر به سجده مى‌نهند.///اهل کتاب همه یکسان نیستند، طایفه‌اى از آنها [به طاعت خدا] ایستاده، آیات الهى را در دل شب تلاوت مى‌کنند و سر به سجده مى‌نهند.///همه اهل کتاب یکسان نیستند، طایفه‌ای از آنها معتدل و به راه راست‌اند، در دل شب به تلاوت آیات خدا و نماز و طاعت حق مشغولند.///آنان یکسان و همسان نیستند، از اهل کتاب گروهی درست کردارند که آیات الهی را در دل شب می‌خوانند و سر به سجده می‌نهند///آنها همه یکسان نیستند؛ از اهل کتاب، جمعیتی هستند که (به حق و ایمان) قیام می‌کنند؛ و پیوسته در اوقات شب، آیات خدا را می‌خوانند؛ در حالی که سجده می‌نمایند.///نیستند یکسان از اهل کتابند گروهی ایستاده نمازگزار می‌خوانند آیتهای خدا را اثنار شب و ایشانند سجده‌کنندگان‌///(آنان) یکسان نیستند؛ از (میان) اهل کتاب، گروهی‌، ایستا و راستایند (که) آیات الهی را در دل شب می‌خوانند، در حالی که سر به سجده می‌نهند. quran_en_fa They believe in Allah and the Last Day; they enjoin what is right, and forbid what is wrong; and they hasten (in emulation) in (all) good works: They are in the ranks of the righteous. [در سایه قرآن و نبوت پیامبر] به خدا و روز قیامت ایمان می‌آورند و به کار شایسته و پسندیده فرمان می‌دهند، و از کار ناپسند و زشت بازمی دارند و در کارهای خیر می‌شتابند؛ و اینان از شایستگانند.///[در سایه قرآن و نبوت پیامبر] به خدا و روز قیامت ایمان می‌آورند و به کار شایسته و پسندیده فرمان می‌دهند، و از کار ناپسند و زشت بازمی دارند و در کارهای خیر می‌شتابند؛ و اینان از شایستگانند.///و به خدا و روز رستاخیز ایمان دارند و امر به معروف و نهى از منکر مى‌کنند و در کارهاى نیک شتاب مى‌ورزند و از جمله صالحانند.///به خدا و روز بازپسین ایمان دارند و به نیکى فرمان مى‌دهند و از کار ناپسند باز مى‌دارند و در کارهاى خیر پیشتازند و آنان از صالحانند///به خدا و روز قیامت ایمان دارند؛ و به کار پسندیده فرمان مى‌دهند و از کار ناپسند باز مى‌دارند؛ و در کارهاى نیک شتاب مى‌کنند، و آنان از شایستگانند.///آنان به خدا و روز قیامت ایمان دارند و امر به معروف و نهى از منکر مى‌کنند و در کارهاى خیر شتاب مى‌ورزند و آنان از افراد صالح و شایسته هستند.///ایمان به خدا و روز قیامت می‌آورند و امر به نیکویی و نهی از بدکاری می‌کنند و در نکوکاری می‌شتابند و آنها خود مردمی نیکوکارند.///به خداوند و روز بازپسین ایمان می‌آورند و به نیکی فرمان می‌دهند و از ناشایستی بازمی‌دارند و به نیکوکاری می‌شتابند و اینان از شایستگانند///به خدا و روز دیگر ایمان می‌آورند؛ امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند؛ و در انجام کارهای نیک، پیشی می‌گیرند؛ و آنها از صالحانند.///ایمان آورند به خدا و روز آخر و امر می‌کنند به معروف و نهی می‌کنند از منکر و بر همدیگر پیشی می‌گیرند در شتافتن به سوی خوبیها و آنانند از شایستگان‌///به خدا و روز پایانی ایمان می‌آورند و به کار معروف [: پسندیده] فرمان می‌دهند و از کار منکر [: ناپسند] باز می‌دارند، و در کارهای نیک شتاب می‌کنند و آنان از شایستگانند. quran_en_fa Of the good that they do, nothing will be rejected of them; for Allah knoweth well those that do right. و هر کار خیری انجام دهند، هرگز درباره آن مورد ناسپاسی قرار نخواهند گرفت؛ و خدا به تقواپیشگان داناست.///و هر کار خیری انجام دهند، هرگز درباره آن مورد ناسپاسی قرار نخواهند گرفت؛ و خدا به تقواپیشگان داناست.///و هر کار نیک که کنند نادیده انگاشته نشود، زیرا خدا به پرهیزگاران آگاه است.///و هر کار خیرى انجام دهند هرگز ناسپاسى نبینند، و خدا به [حال‌] پرهیزکاران آگاه است///و هر کار نیکى انجام دهند، هرگز در باره آن ناسپاسى نبینند، و خداوند به [حال‌] تقواپیشگان داناست.///و آنچه از اعمال نیک انجام دهند، هرگز بدون پاداش نخواهد ماند و خداوند به [حال] پرهیزکاران داناست.///هر کار نیک کنند از ثواب آن محروم نخواهند شد و خدا دانا به حال پرهیزکاران است.///و هر کار خیری که انجام دهند هرگز بدون پاداش و سپاس نخواهند ماند، و خداوند از پرهیزگاران آگاه است‌///و آنچه از اعمال نیک انجام دهند، هرگز کفران نخواهد شد! (و پاداش شایسته آن را می‌بینند.) و خدا از پرهیزکاران، آگاه است.///و آنچه‌کنند از نیکی ناسپاس نمانند بدان و خدا دانا است به پرهیزکاران‌///و هر کار نیکی انجام دهند، هرگز درباره‌ی آن ناسپاسی نبینند. و خدا به (حال) تقواپیشگان داناست. quran_en_fa Those who reject Faith,- neither their possessions nor their (numerous) progeny will avail them aught against Allah: They will be companions of the Fire,-dwelling therein (for ever). قطعا کسانی که کافر شدند، هرگز اموال و اولادشان چیزی از [عذاب] خدا را از آنان دفع نخواهد کرد؛ و آنان اهل آتشند و در آن جاودانه‌اند.///قطعا کسانی که کافر شدند، هرگز اموال و اولادشان چیزی از [عذاب] خدا را از آنان دفع نخواهد کرد؛ و آنان اهل آتشند و در آن جاودانه‌اند.///کافران را اموال و اولادشان هیچ از عذاب خدا نرهاند و آنان اهل آتشند جاودانه در جهنم باشند.///به یقین، کافران را اموال و فرزندانشان به هیچ روى از [عذاب‌] خدا باز ندارد و آنان دوزخى‌اند و در آن جاویدان///کسانى که کفر ورزیدند، هرگز اموالشان و اولادشان چیزى [از عذاب خدا] را از آنان دفع نخواهد کرد، و آنان اهل آتشند و در آن جاودانه خواهند بود.///کسانى که کافر شدند، هرگز اموال و فرزندانشان، در برابر [عذاب] خداوند، براى آنان هیچ سودى نخواهد داشت. و آنها همدم آتشند، همواره در آن ماندگار خواهند بود.///هرگز کافران را بسیاری مال و اولاد از عذاب خدا نتواند رهانید، و آنها اهل جهنم و جاوید در آن معذب خواهند بود.///کافران را اموال و فرزندانشان به هیچ روی از عذاب الهی باز ندارد، و اینان دوزخی‌اند و جاودانه در آنند///کسانی که کافر شدند، هرگز نمی‌توانند در پناه اموال و فرزندانشان، از مجازات خدا در امان بمانند! آنها اصحاب دوزخند؛ و جاودانه در آن خواهند ماند.///همانا آنان که کفر ورزیدند بی‌نیازشان نکند اموالشان و نه اولادشان از خدا به چیزی و آنانند یاران آتش در آنند جاودانان‌///بی‌گمان کسانی که کافر شدند، هرگز اموالشان و اولادشان چیزی (از عذاب خدا) را از آنان بی‌نیاز نمی‌کند [: نمی‌زداید] و آنان همدمان آتشند، حال آنکه ایشان در آن جاودانه‌اند. quran_en_fa What they spend in the life of this (material) world May be likened to a wind which brings a nipping frost: It strikes and destroys the harvest of men who have wronged their own souls: it is not Allah that hath wronged them, but they wrong themselves. داستان آنچه [کافران] در این زندگی دنیا انفاق می‌کنند، مانند بادی آمیخته با سرمایی سخت است که [به عنوان مجازات] به کشتزار قومی که بر خود ستم کرده‌اند برسد و آن را نابود کند؛ و خدا به آنان ستم نکرده است، ولی آنان به خویشتن ستم می‌ورزند.///داستان آنچه [کافران] در این زندگی دنیا انفاق می‌کنند، مانند بادی آمیخته با سرمایی سخت است که [به عنوان مجازات] به کشتزار قومی که بر خود ستم کرده‌اند برسد و آن را نابود کند؛ و خدا به آنان ستم نکرده است، ولی آنان به خویشتن ستم می‌ورزند.///آنچه اینان در این جهان انفاق مى‌کنند، همانند آن است که تندبادى سرد بر کشتزار قومى بر خویش ستم‌کرده بوزد، و آن کشته را نابود سازد. خدا بر آنها ستم روانداشت. آنان خود بر خود ستم کردند.///حکایت آنچه در این زندگى دنیا [براى تخریب دین‌] هزینه مى‌کنند، همچون حکایت بادى است که سرماى سوزانى در بر دارد که به کشتزار کسانى که در حق خویش ستم کرده‌اند بزند و آن را تباه سازد، و خدا به آنان ستم نکرده بلکه خود بر خویشتن ستم مى‌کنند///مثل آنچه [آنان‌] در زندگى این دنیا [در راه دشمنى با پیامبر] خرج مى‌کنند، همانند بادى است که در آن، سرماى سختى است، که به کشتزار قومى که بر خود ستم نموده‌اند بوزد و آن را تباه سازد؛ و خدا به آنان ستم نکرده، بلکه آنان خود بر خویشتن ستم کرده‌اند.///آنچه در این زندگى دنیا انفاق مى‌کنند، چون بادى است که در آن سرما یا گرماى شدیدى باشد، [و] بر کشت‌زار قومى که بر خود ستم کرده [و در جایگاه نامناسب، کشت نموده] اند، بوزد، پس آن را از بین ببرد. خداوند به آنان ستم نکرده است، بلکه آنان به خویشتن ستم مى‌کنند.///مثل مالی که کافران برای پیشرفت مقاصد دنیوی خود صرف کنند (و از آن بهره نیابند) بدان ماند که باد سرد شدیدی به کشتزار ستمکاران برسد و همه را نابود کند (که حاصلی از آن به دست نیاید). و خدا ستمی بر آنها نکرده، لیکن آنها به خود ستم می‌کنند.///داستان آنچه در زندگانی دنیا می‌بخشند، همچون داستان بادی است که سرمای سوزانی در بردارد و به کشتزار کسانی که در حق خویش ستم کرده‌اند، بزند و آن را نابود سازد، و خداوند به آنان ستم نکرد بلکه خود بر خویشتن ستم کردند///آنچه آنها در این زندگی پست دنیوی انفاق می‌کنند، همانند باد سوزانی است که به زراعت قومی که بر خود ستم کرده (و در غیر محل و وقت مناسب، کشت نموده‌اند)، بوزد؛ و آن را نابود سازد. خدا به آنها ستم نکرده؛ بلکه آنها، خودشان به خویشتن ستم می‌کنند.///مثل آنچه انفاق‌کنند در این زندگانی دنیا مانند بادی است که در آن است سرمائی سخت وزیده باشد به کشتزار گروهی که خویشتن را ستم کردند پس نابودش ساخته باشد و خدا ستم بر آنان نکرد و لیکن بودند خویشتن را ستم‌کنندگان‌///مثل آنچه آنان در این زندگی دنیا (بی‌مهابا) خرج می‌کنند، همانند بادی است که در آن سرمای سختی است (که) به کشتزار قومی که بر خود ستم نموده‌اند برخورد کرده، پس آن را تباه ساخته است. و خدا به آنان ستم نکرده، بلکه آنان خود بر خویشتن ستم می‌کنند. quran_en_fa O ye who believe! Take not into your intimacy those outside your ranks: They will not fail to corrupt you. They only desire your ruin: Rank hatred has already appeared from their mouths: What their hearts conceal is far worse. We have made plain to you the Signs, if ye have wisdom. ای اهل ایمان! از غیر خودتان برای خود محرم راز نگیرید؛ آنان از هیچ توطئه و فسادی درباره شما کوتاهی نمی‌کنند؛ شدت گرفتاری و رنج و زیان شما را دوست دارند؛ تحقیقا دشمنی [با اسلام و مسلمانان] از لابلای سخنانشان پدیدار است و آنچه سینه هایشان [از کینه و نفرت] پنهان می‌دارد بزرگ‌تر است. ما نشانه‌ها [ی دشمنی و کینه آنان] را اگر می‌اندیشید برای شما روشن ساختیم.///ای اهل ایمان! از غیر خودتان برای خود محرم راز نگیرید؛ آنان از هیچ توطئه و فسادی درباره شما کوتاهی نمی‌کنند؛ شدت گرفتاری و رنج و زیان شما را دوست دارند؛ تحقیقا دشمنی [با اسلام و مسلمانان] از لابلای سخنانشان پدیدار است و آنچه سینه هایشان [از کینه و نفرت] پنهان می‌دارد بزرگ‌تر است. ما نشانه‌ها [ی دشمنی و کینه آنان] را اگر می‌اندیشید برای شما روشن ساختیم.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، دوست همرازى جز از همکیشان خود مگیرید، که دیگران از هیچ فسادى در حق شما کوتاهى نمى‌کنند و خواستار رنج و مشقت شمایند. و کینه‌توزى از گفتارشان آشکار است و آن کینه که در دل دارند بیشتر است از آنچه به زبان مى‌آورند. آیات را برایتان آشکار ساختیم، اگر به عقل دریابید.///اى مؤمنان! بیگانگان را همراز خود مگیرید، چه آنها از هیچ گونه آسیب‌رسانى در حق شما کوتاهى نمى‌کنند. دوست دارند شما در رنج باشید. همانا دشمنى از گفتارشان پیداست، و کینه‌اى که دلشان نهان مى‌دارد بزرگ‌تر است. به راستى ما آیات را براى شما بیان کردیم اگر///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از غیر خودتان، [دوست و] همراز مگیرید. [آنان‌] از هیچ نابکارى در حق شما کوتاهى نمى‌ورزند. آرزو دارند که در رنج بیفتید. دشمنى از لحن و سخنشان آشکار است؛ و آنچه سینه‌هایشان نهان مى‌دارد، بزرگتر است. در حقیقت، ما نشانه‌ها [ى دشمنى آنان‌] را براى شما بیان کردیم، اگر تعقل کنید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! غیر خودتان را محرم راز نگیرید. آنان در تباهى شما کوتاهى نمى‌کنند و رنج بردن شما را دوست دارند. به راستی کینه و دشمنى از لحن و سخنانشان پیداست و آنچه در سینه‌هایشان پنهان مى‌دارند، بزرگتر است. ما آیات [روشنگر و افشاگر] را براى شما بیان کردیم، اگر بیندیشید.///ای اهل ایمان، از غیر همدینان خود دوست صمیمی همراز نگیرید، چه آنکه آنها از خلل و فساد در کار شما ذره‌ای کوتاهی نکنند، آنها مایلند شما همیشه در رنج باشید، دشمنی شما را بر زبان هم آشکار سازند و محققا آنچه در دل دارند بیش از آن است. ما به خوبی برای شما بیان آیات کردیم اگر عقل را به کار بندید.///ای مؤمنان از غیر خودتان کسانی را به همدلی نگیرید که از هیچ نابکاری در حق شما فروگذار نکنند و به رنج و محنت افتادن شما را خوش دارند و دشمنی از لحن و سخنشان آشکار شده است و آنچه دلهاشان پنهان می‌دارد، بدتر است، آری اگر اندیشه کنید آیات خویش را به روشنی برایتان بیان کرده‌ایم‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! محرم اسراری از غیر خود، انتخاب نکنید! آنها از هرگونه شر و فسادی در باره شما، کوتاهی نمی‌کنند. آنها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشید. (نشانه‌های) دشمنی از دهان (و کلام) شان آشکار شده؛ و آنچه در دلهایشان پنهان می‌دارند، از آن مهمتر است. ما آیات (و راه‌های پیشگیری از شر آنها) را برای شما بیان کردیم اگر اندیشه کنید!///ای گروه مؤمنان نگیرید همدستانی جز از خویش اطرافیان از غیر از خویش انتخاب نکنید که در آشفتگی شما فروگزار نکنند آنان دوست داشتند رنج شما را همانا کینه از دهانهای آنان هویدا است و آنچه نهان کند سینه‌های ایشان بزرگتر است همانا بیان کردیم آیتها را برای شما اگر تعقل کنید///هان ای کسانی که ایمان آوردید! از غیر خودهاتان همرازی برمگیرید. (آنان) از هیچ (کار) نابکار آشوبگری، در حق شما کوتاهی نمی‌نمایند، (و) آرزو دارند که در رنج بیفتید. بی‌گمان دشمنی از لحن و سخنشان آشکار است، و آنچه سینه‌هایشان نهان می‌دارد (از این دشمنی) بزرگ‌تر است. به‌راستی ما همه‌ی نشانه‌ها (ی ربانی) را برایتان بیان کردیم، اگر خردورزی می‌کرده‌اید. quran_en_fa Ah! ye are those who love them, but they love you not,- though ye believe in the whole of the Book. When they meet you, they say, "We believe": But when they are alone, they bite off the very tips of their fingers at you in their rage. Say: "Perish in your rage; Allah knoweth well all the secrets of the heart." آگاه باشید! این شمایید که آنان را دوست دارید، و آنان شما را دوست ندارند. و شما به همه کتاب‌ها [ی آسمانی] ایمان دارید [ولی آنان ایمان ندارند]. و چون با شما دیدار کنند، می‌گویند: ایمان آوردیم. و زمانی که با یکدیگر خلوت نمایند از شدت خشمی که بر شما دارند، سر انگشتان خود را می‌گزند. بگو: به خشمتان بمیرید. یقینا خدا به آنچه در سینه هاست، داناست.///آگاه باشید! این شمایید که آنان را دوست دارید، و آنان شما را دوست ندارند. و شما به همه کتاب‌ها [ی آسمانی] ایمان دارید [ولی آنان ایمان ندارند]. و چون با شما دیدار کنند، می‌گویند: ایمان آوردیم. و زمانی که با یکدیگر خلوت نمایند از شدت خشمی که بر شما دارند، سر انگشتان خود را می‌گزند. بگو: به خشمتان بمیرید. یقینا خدا به آنچه در سینه هاست، داناست.///آگاه باشید که شما آنان را دوست مى‌دارید و حال آنکه آنها شما را دوست ندارند. شما به همه این کتاب ایمان آورده‌اید. چون شما را ببینند گویند: ما هم ایمان آورده‌ایم. و چون خلوت کنند، از غایت کینه‌اى که به شما دارند سرانگشت خویش به دندان گزند. بگو: در کینه خویش بمیرید؛ هرآینه خدا به آنچه در دلهاست آگاه است.///هان! این شمایید که آنها را دوست مى‌دارید، ولى آنها شما را دوست نمى‌دارند، و شما به همه کتاب‌هاى آسمانى ایمان دارید، و چون با شما رو به رو شوند، گویند: ایمان آورده‌ایم. و چون تنها شوند، به دشمنى شما انگشتان خود را از خشم به دندان مى‌گزند. بگو: به خش///هان، شما کسانى هستید که آنان را دوست دارید، و [حال آنکه‌] آنان شما را دوست ندارند، و شما به همه کتابها [ى خدا] ایمان دارید؛ و چون با شما برخورد کنند مى‌گویند: «ایمان آوردیم.» و چون [با هم] خلوت کنند، از شدت خشم بر شما، سر انگشتان خود را مى‌گزند. بگو: «به خشم خود بمیرید» که خداوند به راز درون سینه‌ها داناست.///هان [اى مسلمانان]! این شمایید که آنان را دوست مى‌دارید، ولى آنها شما را دوست نمى‌دارند، در حالى که شما به همه‌ى کتاب‌ها [ى آسمانى] ایمان دارید [ولى آنها به کتاب شما ایمان نمى‌آورند.] و هرگاه با شما دیدار کنند، [منافقانه] مى‌گویند: «ما ایمان آوردیم.» و چون [با هم] خلوت کنند، از شدت خشم بر شما، سر انگشتان خود را مى‌گزند. بگو: «به خشم خود بمیرید! خداوند از درون سینه‌ها آگاه است.»///آگاه باشید، چنانچه شما آنها را دوست می‌دارید آنان شما را دوست نمی‌دارند، و شما به همه کتب آسمانی ایمان دارید، و آنها در مجامع شما اظهار ایمان کرده و چون تنها شوند از شدت کینه بر شما سر انگشت خشم به دندان گیرند. بگو: بدین خشم بمیرید، همانا خدا از درون دلها آگاه است.///شمایید که آنها را دوست دارید ولی آنان شما را دوست ندارند، و شما به همه کتابهای آسمانی ایمان دارید، و چون با شما رو در رو شوند، گویند ایمان آورده‌ایم و چون تنها شوند، سرانگشتان خویش را از غیظ شما به دندان می‌گزند، بگو به غیظ خویش بمیرید، خداوند از راز دلها آگاه است‌///شما کسانی هستید که آنها را دوست می‌دارید؛ اما آنها شما را دوست ندارند! در حالی که شما به همه کتابهای آسمانی ایمان دارید (و آنها به کتاب آسمانی شما ایمان ندارند). هنگامی که شما را ملاقات می‌کنند، (به دروغ) می‌گویند: «ایمان آورده‌ایم!» اما هنگامی که تنها می‌شوند، از شدت خشم بر شما، سر انگشتان خود را به دندان می‌گزند! بگو: «با همین خشمی که دارید بمیرید! خدا از (اسرار) درون سینه‌ها آگاه است.»///اینک شما دوست دارید ایشان را و دوست ندارند شما را و ایمان می‌آورید به کتاب همه آن و هرگاه ملاقات‌کنند شما را گویند ایمان آوردیم و هرگاه به خلوت روند سرانگشت خشم بر شما به دندان گزند بگو بمیرید به خشم خود همانا خدا دانا است بدانچه در سینه‌ها است‌///هان! شما همان کسانی هستید که آنان را دوست دارید، حال آنکه آنان شما را دوست ندارند و شما به همه‌ی کتاب‌ها (ی وحیانی) ایمان دارید. و هنگامی که با شما برخورد کنند گویند: «ایمان آوردیم‌» و هنگامی که (با یکدیگر) خلوت کنند، از خشم (شان) بر شما، سر انگشتانشان را می‌گزند. بگو: «با خشمتان بمیرید، بی‌گمان خدا به راز درون سینه‌ها (تان) بسی داناست.» quran_en_fa If aught that is good befalls you, it grieves them; but if some misfortune overtakes you, they rejoice at it. But if ye are constant and do right, not the least harm will their cunning do to you; for Allah Compasseth round about all that they do. اگر به شما خیر و خوشی [و پیروزی و غنیمت] رسد، آنان را بدحال [و دلتنگ] می‌کند، و اگر بدی و ناخوشی [و حادثه تلخی] رسد به سبب آن خوشحال می‌شوند؛ و اگر شکیبایی ورزید و پرهیزکاری کنید، نیرنگشان هیچ زیانی به شما نمی‌رساند؛ مسلما خدا به آنچه انجام می‌دهند، احاطه دارد.///اگر به شما خیر و خوشی [و پیروزی و غنیمت] رسد، آنان را بدحال [و دلتنگ] می‌کند، و اگر بدی و ناخوشی [و حادثه تلخی] رسد به سبب آن خوشحال می‌شوند؛ و اگر شکیبایی ورزید و پرهیزکاری کنید، نیرنگشان هیچ زیانی به شما نمی‌رساند؛ مسلما خدا به آنچه انجام می‌دهند، احاطه دارد.///اگر خیرى به شما رسد اندوهگین شوند و اگر به مصیبتى گرفتار آیید شادمان گردند. اگر شکیبایى ورزید و پرهیزگارى کنید از مکرشان به شما زیانى نرسد، که خدا بر هر کارى که مى‌کنند احاطه دارد.///اگر نیکى به شما رسد آنها را بدحال مى‌کند، و اگر گزندى به شما رسد بدان شاد مى‌شوند. و اگر استقامت و پارسایى کنید، حیله آنان هیچ زیانى به شما نمى‌رساند، همانا خداوند به آنچه مى‌کنند احاطه دارد///اگر به شما خوشى رسد آنان را بدحال مى‌کند؛ و اگر به شما گزندى رسد بدان شاد مى‌شوند؛ و اگر صبر کنید و پرهیزگارى نمایید، نیرنگشان هیچ زیانى به شما نمى‌رساند؛ یقینا خداوند به آنچه مى‌کنند احاطه دارد.///اگر خوبى به شما رسد، آنان را غمگین می‌سازد و اگر بدى به شما رسد، آنها بدان شادمان مى‌شوند. و اگر [در برابرشان] صبر کنید و پرهیزکار باشید، حیله‌ى بدخواهانه‌ى آنان هیچ آسیبى به شما نمی‌رساند. خداوند به آنچه انجام مى‌دهند، احاطه دارد.///اگر شما (مسلمین) را خوشحالی پیش آید از آن غمگین شوند، و اگر به شما حادثه ناگواری رسد خوشحال شوند. اما اگر شما صبر پیشه کنید و پرهیزکار باشید مکرر و عداوت آنان آسیبی به شما نرساند، که همانا خدا بر آنچه می‌کنید محیط و آگاه است.///اگر به شما خیری برسد ایشان را اندوهگین کند و اگر به شما بدی و ناخوشی رسد، از آن شاد می‌شوند، و اگر شکیبایی و پارسایی، بدسگالی آنان شما را زیانی نرساند، که خداوند به کار و کردار آنان چیره است‌///اگر نیکی به شما برسد، آنها را ناراحت می‌کند؛ و اگر حادثه ناگواری برای شما رخ دهد، خوشحال می‌شوند. (اما) اگر (در برابرشان) استقامت و پرهیزگاری پیشه کنید، نقشه‌های (خائنانه) آنان، به شما زیانی نمی‌رساند؛ خداوند به آنچه انجام می‌دهند، احاطه دارد.///اگر به شما خوبیی رسد ناخوش دارندش و اگر بدی به شما رسد شاد شوند بدان و اگر شکیبا شوید و پرهیزکاری کنید آیان نرساند نیرنگ ایشان شما را به چیزی همانا خدا است بدانچه‌کنند فراگیرنده‌///اگر به شما خوشی در رسد، آنان را ناخوش آید، و اگر به شما گزندی در رسد، بدان شاد شوند و اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، نیرنگشان هیچ زیانی به شما نمی‌رساند؛ همانا خدا به آنچه می‌کنند محیط است. quran_en_fa Remember that morning Thou didst leave Thy household (early) to post the faithful at their stations for battle: And Allah heareth and knoweth all things: و [یاد کن] زمانی را که صبحگاهان [برای جنگ احد] از میان خانواده‌ات بیرون آمدی تا مؤمنان را برای جنگیدن در سنگرهای نظامی جای دهی؛ و خدا شنوا [ی به گفته‌ها] و دانا [ی بهنیت‌ها] ست.///و [یاد کن] زمانی را که صبحگاهان [برای جنگ احد] از میان خانواده‌ات بیرون آمدی تا مؤمنان را برای جنگیدن در سنگرهای نظامی جای دهی؛ و خدا شنوا [ی به گفته‌ها] و دانا [ی بهنیت‌ها] ست.///و بامدادان از میان کسان خویش بیرون آمدى، تا مؤمنان را در آن جایها که مى‌بایست بجنگند بگمارى، و خدا شنوا و داناست.///و [یاد آر] آن‌گاه که [در جنگ احد] بامدادان از نزد کسان خود بیرون شدى و مؤمنان را براى کارزار در مواضع خود جاى مى‌دادى، و خدا شنواى داناست///و [یاد کن‌] زمانى را که [در جنگ احد] بامدادان از پیش کسانت بیرون آمدى [تا] مؤمنان را براى جنگیدن، در مواضع خود جاى دهى، و خداوند، شنواى داناست.///و [به یاد آر] هنگامى که بامدادان [براى جنگ احد] از نزد خانواده‌ات بیرون شدى [تا] مؤمنان را در مواضع جنگ جاى دهى. و خداوند شنوا و داناست.///(و به یاد آرای پیغمبر) صبحگاهی که از خانه خود به جهت صف آرایی مؤمنان برای جنگ بیرون شدی، و خدا (به همه گفتار و کردار تو) شنوا و دانا بود.///و یاد آر آنگاه که [در جنگ احد] بامدادان از خانه‌ات بیرون شدی و [یکایک‌] مؤمنان را در مواضعی برای کارزار می‌گماردی و خداوند شنوای داناست‌///و (به یاد آور) زمانی را که صبحگاهان، از میان خانواده خود، جهت انتخاب اردوگاه جنگ برای مؤمنان، بیرون رفتی! و خداوند، شنوا و داناست (گفتگوهای مختلفی را که درباره طرح جنگ گفته می‌شد، می‌شنید؛ و اندیشه‌هایی را که بعضی در سر می‌پروراندند، می‌دانست).///و هنگامی که بامداد کردی از نزد خاندان خویش برون شدی و مؤمنان را در مواضع خود جای می‌دادی برای جنگ و خدا است شنوای دانا///و چون (در جنگ احد) بامدادان از نزد کسانت بیرون آمدی، حال آنکه برای مؤمنان پناهگاه‌هایی را فراهم می‌سازی. و خدا بس شنوای بسیار داناست. quran_en_fa Remember two of your parties Meditated cowardice; but Allah was their protector, and in Allah should the faithful (Ever) put their trust. [یاد کنید که] در آن هنگام دو گروه از شما بر آن شدند که سستی و ناتوانی نشان دهند [و از جنگ منصرف شده، برگردند]، در حالی که خدا یار و یاورشان بود [لذا از این قصد شیطانی بازشان داشت] و مؤمنان باید فقط بر خدا توکل کنند.///[یاد کنید که] در آن هنگام دو گروه از شما بر آن شدند که سستی و ناتوانی نشان دهند [و از جنگ منصرف شده، برگردند]، در حالی که خدا یار و یاورشان بود [لذا از این قصد شیطانی بازشان داشت] و مؤمنان باید فقط بر خدا توکل کنند.///دو گروه از شما آهنگ آن کردند که در جنگ سستى ورزند و خدا یاورشان بود، پس مؤمنان باید که بر خداى توکل کنند.///آن‌گاه که دو گروه از شما خواستند سستى کنند، در حالى که خدا یارشان بود. و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند///آن هنگام که دو گروه از شما بر آن شدند که سستى ورزند با آنکه خدا یاورشان بود. و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.///آن‌گاه که دو گروه از شما بر آن شدند که [در جنگ] سستى نمایند [و از وسط راه بازگردند]، حال آن که خداوند یاور آنان بود، پس مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.///آن‌گاه که دو طایفه از شما بد دل و ترسناک (و در اندیشه فرار از جنگ) شدند و خدا یار آنها بود، و همیشه باید اهل ایمان به خدا توکل کنند.///یاد آر از هنگامی که دو گروه از شما خواستند هراسی به دل خود راه دهند، و حال آنکه خداوند یاور آنان بود، و مؤمنان باید که بر خداوند توکل کنند///(و نیز به یاد آور) زمانی را که دو طایفه از شما تصمیم گرفتند سستی نشان دهند (و از وسط راه بازگردند)؛ و خداوند پشتیبان آنها بود (و به آنها کمک کرد که از این فکر بازگردند)؛ و افراد باایمان، باید تنها بر خدا توکل کنند!///هنگامی که آهنگ کردند دو گروه از شما که سست شوند و خدا است سرپرست آنان و بر خدا باید توکل‌کننده مؤمنان‌///چون دو گروه از شما همت گماردند که سستی کنند، حال آنکه خدا ولی هر دو است. و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند. quran_en_fa Allah had helped you at Badr, when ye were a contemptible little force; then fear Allah; thus May ye show your gratitude. و بی تردید خدا در [جنگ] بدر شما را یاری داد، در حالی که [از نظر ساز و برگ جنگی و شمار نفرات نسبت به دشمن] ناتوان بودید؛ بنابراین از خدا پروا کنید، باشد که سپاس گزاری نمایید.///و بی تردید خدا در [جنگ] بدر شما را یاری داد، در حالی که [از نظر ساز و برگ جنگی و شمار نفرات نسبت به دشمن] ناتوان بودید؛ بنابراین از خدا پروا کنید، باشد که سپاس گزاری نمایید.///هر آینه خدا شما را در بدر یارى کرد و حال آنکه ناتوان بودید. پس، از خداى بترسید، باشد که سپاسگزار شوید.///و به راستى خدا شما را در بدر یارى داد در حالى که ناتوان بودید. پس از خدا بترسید، باشد که شکر او را به جا آورید///و یقینا خدا شما را در [جنگ‌] بدر -با آنکه ناتوان بودید- یارى کرد. پس، از خدا پروا کنید، باشد که سپاسگزارى نمایید.///و همانا خداوند شما را در جنگ بدر در حالى که ناتوان بودید، یارى کرد، پس از خداوند پروا کنید، باشد که سپاسگزارى نمایید.///و خدا شما را در جنگ بدر یاری کرد با آنکه ضعیف بودید. پس پرهیزکار شوید، باشد که شکر نعمتهای او به جای آرید.///و خداوند شما را در حالی که ناتوان بودید در [جنگ‌] بدر یاری داد، پس از خداوند پروا کنید مگر سپاس او را به جای آورید///خداوند شما را در «بدر» یاری کرد (و بر دشمنان خطرناک، پیروز ساخت)؛ در حالی که شما (نسبت به آنها)، ناتوان بودید. پس، از خدا بپرهیزید (و در برابر دشمن، مخالفت فرمان پیامبر نکنید)، تا شکر نعمت او را بجا آورده باشید!///و همانا یاری کرد شما را خدا در بدر حالی که خوار بودید پس بترسید خدا را شاید شکر گزارید///و بی‌گمان خدا همواره شما را در (جنگ) بدر -با آنکه ناتوان و بی‌امان بودید- یاری کرد. پس از خدا پروا کنید، شاید سپاسگزاری نمایید. quran_en_fa Remember thou saidst to the Faithful: "Is it not enough for you that Allah should help you with three thousand angels (Specially) sent down? آن هنگام که به مؤمنان می‌گفتی: آیا شما را بس نیست که پروردگارتان به سه هزار فرشته نازل شده شما را یاری دهد؟///آن هنگام که به مؤمنان می‌گفتی: آیا شما را بس نیست که پروردگارتان به سه هزار فرشته نازل شده شما را یاری دهد؟///آنگاه که به مؤمنان مى‌گفتى که اگر خدا سه هزار فرشته به یاریتان فروفرستد، آیا شما را کافى نخواهد بود؟///آن‌گاه که به مؤمنان مى‌گفتى: آیا شما را بس نیست که پروردگارتان با سه هزار فرشته فرستاده شده یاریتان دهد///آنگاه که به مؤمنان مى‌گفتى: «آیا شما را بس نیست که پروردگارتان، شما را با سه هزار فرشته فرودآمده، یارى کند؟»///و هنگامى که به مؤمنان مى‌گفتى: «آیا شما را بس نیست که پروردگارتان، شما را با سه هزار فرشته‌ى فروفرستاده [از سوى خود] یارى کند؟»///آن‌گاه که به مؤمنین می‌گفتی: آیا این شما را کفایت نمی‌کند که خدا سه هزار فرشته به یاری شما فرو فرستد؟!///آنگاه که به مؤمنان گفتی آیا شما را کفایت نمی‌کند که پروردگارتان به سه هزار فرشته که [از آسمان‌] فرو فرستاده یاری‌تان دهد؟///در آن هنگام که تو به مؤمنان می‌گفتنی: «آیا کافی نیست که پروردگارتان، شما را به سه هزار نفر از فرشتگان، که از آسمان فرود می‌آیند، یاری کند؟!»///هنگامی که می‌گفتی به مؤمنان آیا بس نیست شما را که کمک فرستد شما را پروردگار شما به سه هزار فرشته فرودآوردگان‌///چون برای مؤمنان می‌گویی: «آیا هرگز برایتان کافی نیست که پروردگارتان، شما را با سه هزار فرشته‌ی فرو فرستاده شده، یاری می‌کند؟» quran_en_fa "Yea, - if ye remain firm, and act aright, even if the enemy should rush here on you in hot haste, your Lord would help you with five thousand angels Making a terrific onslaught. آری، اگر شکیبایی ورزید و پرهیزکاری کنید و دشمنان در همین لحظه، جوشان و خروشان بر شما بتازند، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشان دار یاری می‌دهد.///آری، اگر شکیبایی ورزید و پرهیزکاری کنید و دشمنان در همین لحظه، جوشان و خروشان بر شما بتازند، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشان دار یاری می‌دهد.///بلى، اگر پایدارى کنید و پرهیزگار باشید چون دشمنان تاخت آورند، خدا با پنج هزار از فرشتگان صاحب علامت شما را یارى کند.///آرى، اگر شکیبایى و پارسایى کنید و دشمنان در این هیجان و شتاب خویش بر شما بتازند، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشاندار یارى خواهد کرد///آرى، اگر صبر کنید و پرهیزگارى نمایید، و با همین جوش [و خروش‌] بر شما بتازند، همانگاه پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشاندار یارى خواهد کرد.///البته اگر صبر و مقاومت کنید و پرهیزکارى نمایید، [گر چه] دشمنان با خشم و خروش بر شما بتازند، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته‌ی نشان‌دار یاری مى‌رساند.///بلی اگر صبر و مقاومت پیشه کنید و پرهیزکار باشید، چون کافران بر سر شما شتابان بیایند خدا پنج‌هزار فرشته را با پرچمی که نشان مخصوص سپاه اسلام است به مدد شما می‌فرستد.///آری اگر شکیبایی و پارسایی کنید و آنان [دشمنان‌] همین‌گونه شتابان بر سر شما فرود آیند، پروردگارتان شما را با [فرستادن‌] پنج‌هزار فرشته نشانگذار یاری می‌دهد///آری، (امروز هم) اگر استقامت و تقوا پیشه کنید، و دشمن به همین زودی به سراغ شما بیاید، خداوند شما را به پنج هزار نفر از فرشتگان، که نشانه‌هایی با خود دارند، مدد خواهد داد!///بلکه اگر بردباری گزینید و پرهیزکاری کنید و بر شما درآیند به زودی هم اکنون کمک فرستد شما را پروردگار شما به پنج هزار تن از فرشتگان نشان دارندگان‌///«آری، اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید و (با همین جوش و خروش) بر شما بتازند، (همان‌گاه) پروردگارتان شما را با پنج‌هزار فرشته‌ی نشان گذارنده یاری خواهد کرد.» quran_en_fa Allah made it but a message of hope for you, and an assurance to your hearts: (in any case) there is no help except from Allah. The Exalted, the Wise: و خدا [وعده یاری و پیروزی] را جز بشارتی برای شما و برای آنکه دل هایتان به آن آرامش یابد، قرار نداد؛ و یاری و نصرت جز از سوی خدای توانای شکست ناپذیر و حکیم نیست.///و خدا [وعده یاری و پیروزی] را جز بشارتی برای شما و برای آنکه دل هایتان به آن آرامش یابد، قرار نداد؛ و یاری و نصرت جز از سوی خدای توانای شکست ناپذیر و حکیم نیست.///و خداوند این کار را جز براى شادمانى و دلگرمى شما نکرد. و نیست یاریى مگر از سوى خداى پیروزمند و دانا،///و خدا آن را جز بشارتى براى شما قرار نداد، تا دل‌هایتان به آن آرام گیرد، و پیروزى تنها از جانب خداوند شکست ناپذیر حکیم است///و خدا آن [وعده پیروزى‌] را، جز مژده‌اى براى شما قرار نداد تا [بدین وسیله شادمان شوید و] دلهاى شما بدان آرامش یابد، و پیروزى جز از جانب خداوند تواناى حکیم نیست.///و خداوند این [نزول فرشتگان] را مژده و بشارتی برای شما قرار داد، تا دل‌هاى شما بدان آرام گیرد و [بدانید که] هیچ پیروزى نیست مگر از جانب خداوند عزیز و حکیم.///و خدا آن وعده را نداد مگر آنکه به شما مژده فتح دهد و تا دل شما مطمئن شود؛ و فتح و پیروزی نصیب کسی نشود مگر از جانب خدای توانای دانا.///و خداوند آن را جز مژده‌ای برای شما نکرد و تا دلهایتان به آن آرام گیرد، و پیروزی جز از سوی خداوند پیروزمند فرزانه نیست‌///ولی اینها را خداوند فقط بشارت، و برای اطمینان خاطر شما قرار داده؛ وگرنه، پیروزی تنها از جانب خداوند توانای حکیم است!///و نگردانید آن را خدا جز بشارتی برای شما و تا آرام گیرد دلهای شما بدان حالی که نیست یاری پیروزی جز از نزد پروردگار عزتمند حکیم‌///و خدا آن [: فرود آمدن فرشتگان] را جز مژده‌ای برایتان قرار نداد، و تا دل‌هاتان بدان آرامش یابد. و پیروزی جز از جانب خدای عزیز فرزانه نیست. quran_en_fa That He might cut off a fringe of the Unbelievers or expose them to infamy, and they should then be turned back, frustrated of their purpose. تا برخی از کافران را [از ریشه و بن] نابود کند، یا آنان را خوار و ذلیل سازد، تا نومید بازگردند.///تا برخی از کافران را [از ریشه و بن] نابود کند، یا آنان را خوار و ذلیل سازد، تا نومید بازگردند.///تا گروهى از کافران را هلاک کند، یا خوار گرداند. آنگاه نومید بازگردند.///تا بخشى از کافران را براندازد یا سرکوبشان کند تا نومید بازگردند///تا برخى از کسانى را که کافر شده‌اند نابود کند، یا آنان را خوار سازد، تا نومید بازگردند.///[امدادهاى الهى براى آن بود] تا بعضى از کفار را نابود کند یا خوارشان گرداند تا ناامید بازگردند.///تا گروهی از کافران را هلاک گرداند یا خوار کند، تا (از مقصود خود) ناامید باز گردند.///تا بخشی از کافران را براندازد یا تارومار کند، تا نومیدانه بازگردند///(این وعده را که خدا به شما داده،) برای این است که قسمتی از پیکر لشکر کافران را قطع کند؛ یا آنها را با ذلت برگرداند؛ تا مأیوس و ناامید، (به وطن خود) بازگردند.///تا ببرد دنباله آنان را که کفر ورزیدند یا سرکوبشان سازد تا بازگردند زیانکاران‌///تا برخی از کسانی را که کافر شدند (جان یا توانشان) را قطع و بریده کند یا آنان را خوار و بی‌مقدار سازد؛ پس نومید (و زیان‌بار) بازگردند. quran_en_fa Not for thee, (but for Allah), is the decision: Whether He turn in mercy to them, or punish them; for they are indeed wrong-doers. زمام چیزی از امور [مشرکان و مؤمنان فراری از جنگ] در اختیار تو نیست، یا توبه آنان را [به شرط آنکه توبه کنند] می‌پذیرد یا عذابشان می‌کند؛ زیرا آنان ستمکارند.///زمام چیزی از امور [مشرکان و مؤمنان فراری از جنگ] در اختیار تو نیست، یا توبه آنان را [به شرط آنکه توبه کنند] می‌پذیرد یا عذابشان می‌کند؛ زیرا آنان ستمکارند.///یا ایشان را به توبه وادارد یا آن ستمکاران را عذاب کند و تو را در این کارها دستى نیست.///از این کار چیزى به دست تو نیست، یا خدا آنها را مى‌بخشد و یا عذابشان مى‌کند، چرا که آنان ستمکارند///هیچ یک از این کارها در اختیار تو نیست؛ یا [خدا] بر آنان مى‌بخشاید، یا عذابشان مى‌کند، زیرا آنان ستمکارند.///[ای پیامبر!] اختیار کار [کافران] به دست تو نیست. خدا، یا بر آنها می‌بخشاید، یا عذابشان مى‌کند، زیرا آنان ستمکارند.///(ای پیغمبر) به دست تو کاری نیست، اگر خدا بخواهد (به لطف خود) از آن کافران درگذرد و اگر بخواهد آنها را عذاب کند چون مردمی ستمکارند.///اختیار این کار با تو نیست، چه [خداوند] از آنان درگذرد، چه عذابشان کند، چرا که ستمکارند///هیچ‌گونه اختیاری (در باره عفو کافران، یا مؤمنان فراری از جنگ،) برای تو نیست؛ مگر اینکه (خدا) بخواهد آنها را ببخشد، یا مجازات کند؛ زیرا آنها ستمگرند.///نیست تو را از امر چیزی یا بپذیرد توبه آنان را یا عذابشان کند آنانند ستمگران‌///هیچ یک از کارها (ی خدا) برای تو نیست. یا (خدا) بر آنان ببخشاید، یا عذابشان کند؛ بی‌گمان آنان ستمکارانند.. quran_en_fa To Allah belongeth all that is in the heavens and on earth. He forgiveth whom He pleaseth and punisheth whom He pleaseth; but Allah is Oft-Forgiving, Most Merciful. و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست. هر که را بخواهد می‌آمرزد و هر که را بخواهد عذاب می‌کند؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست. هر که را بخواهد می‌آمرزد و هر که را بخواهد عذاب می‌کند؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///از آن خداست هر چه در آسمانها و زمین است. هر که را بخواهد مى‌آمرزد و هر که را بخواهد عذاب مى‌کند، و خدا آمرزنده و مهربان است.///و آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آن خداست، هر که را خواهد مى‌آمرزد و هر که را خواهد عذاب مى‌کند و خدا آمرزنده‌ى مهربان است///و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن خداست. هر که را بخواهد مى‌آمرزد، و هر که را بخواهد عذاب مى‌کند، و خداوند، آمرزنده مهربان است.///و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، از آن خداست. او [طبق حکمت خود] هر کس را بخواهد مى‌آمرزد و هر کس را بخواهد، عذاب مى‌کند. و خداوند آمرزنده‌ی مهربان است.///هر چه در آسمانها و هر چه در زمین است ملک خداست، هر که را خواهد ببخشد و هر که را خواهد عذاب کند، و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///و آنچه در آسمانها و در زمین است از آن خداوند است، هر که را که خواهد می‌آمرزد و هر که را که خواهد عذاب می‌کند و خداوند آمرزگار مهربان است‌///و آنچه در آسمانها و زمین است، از آن خداست. هر کس را بخواهد (و شایسته بداند)، می‌بخشد؛ و هر کس را بخواهد، مجازات می‌کند؛ و خداوند آمرزنده مهربان است.///خدای را است آنچه در آسمانها است و آنچه در زمین بیامرزد هر که را خواهد و عذاب کند هر که را خواهد و خدا است آمرزنده مهربان‌///و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است تنها از آن خداست. برای هر که بخواهد پوشش می‌نهد، و هرکه را بخواهد عذاب می‌کند. و خدا پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است.. quran_en_fa O ye who believe! Devour not usury, doubled and multiplied; but fear Allah; that ye may (really) prosper. ای اهل ایمان! ربا را که سودهای چند برابر است نخورید، و از خدا پروا کنید تا رستگار شوید.///ای اهل ایمان! ربا را که سودهای چند برابر است نخورید، و از خدا پروا کنید تا رستگار شوید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، ربا مخورید به افزودنهاى پى در پى. و از خداى بترسید تا رستگار شوید.///اى مؤمنان! ربا را چند برابر مخورید، و از خدا بترسید تا رستگار شوید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، ربا را [با سود] چندین برابر مخورید، و از خدا پروا کنید، باشد که رستگار شوید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! ربا را که سودهاى افزوده و چند برابر است، نخورید و از خدا پروا کنید تا شاید رستگار شوید.///ای کسانی که ایمان آورده‌اید، ربا مخورید که دائم سود بر سرمایه افزایید تا چند برابر شود، و از خدا بترسید، باشد که رستگاری یابید.///ای مؤمنان ربا را چندین و چند برابر مخورید و از خداوند پروا کنید تا رستگار شوید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! ربا (و سود پول) را چند برابر نخورید! از خدا بپرهیزید، تا رستگار شوید!///ای آنان که ایمان آوردید نخورید ربا را سودهائی چند برابر و بترسید خدا را شاید رستگار شوید///هان ای کسانی که ایمان آوردید! ربا را (با سود) چندین برابر (اصل مالتان) مخورید، و از خدا پروا کنید، شاید (خود و دیگران را) رستگار کنید. quran_en_fa Fear the Fire, which is repaired for those who reject Faith: و از آتشی که برای کافران آماده شده است بپرهیزید.///و از آتشی که برای کافران آماده شده است بپرهیزید.///و بترسید از آتشى که براى کافران مهیا شده است.///و از آتشى که براى کافران آماده شده پروا کنید///و از آتشى که براى کافران آماده شده است بترسید.///و از آتشی که براى کافران آماده شده است، بپرهیزید.///و بپرهیزید از آتش عذابی که برای کافران مهیا ساخته‌اند.///و از آتشی بترسید که برای کافران آماده شده است‌///و از آتشی بپرهیزید که برای کافران آماده شده است!///و بترسید آتشی را که آماده شده است برای کافران‌///و از آتشی که برای کافران آماده شده است بپرهیزید. quran_en_fa And obey Allah and the Messenger; that ye may obtain mercy. و از خدا و پیامبر فرمان برید تا مورد رحمت قرار گیرید.///و از خدا و پیامبر فرمان برید تا مورد رحمت قرار گیرید.///و از خدا و رسول اطاعت کنید تا مگر مشمول رحمت شوید.///و خدا و پیامبر را فرمان برید تا مورد رحمت قرار گیرید///خدا و رسول را فرمان برید، باشد که مشمول رحمت قرار گیرید.///و خدا و رسول را اطاعت کنید، شاید مورد رحمت قرار گیرید.///و از خدا و رسول او فرمان برید، باشد که مشمول لطف و رحمت خدا شوید.///و از خداوند و پیامبر اطاعت کنید باشد که مشمول رحمت شوید///و خدا و پیامبر را اطاعت کنید، تا مشمول رحمت شوید!///و فرمان برید خدا و رسول را شاید رحم شوید///خدا و رسول را فرمان برید، شاید رحمت خدا فراگیرتان گردد. quran_en_fa Be quick in the race for forgiveness from your Lord, and for a Garden whose width is that (of the whole) of the heavens and of the earth, prepared for the righteous,- و به سوی آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی که پهنایش [به وسعت] آسمان‌ها و زمین است بشتابید؛ بهشتی که برای پرهیزکاران آماده شده است؛///و به سوی آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی که پهنایش [به وسعت] آسمان‌ها و زمین است بشتابید؛ بهشتی که برای پرهیزکاران آماده شده است؛///بر یکدیگر پیشى گیرید براى آمرزش پروردگار خویش و رسیدن به آن بهشت که پهنایش به قدر همه آسمانها و زمین است و براى پرهیزگاران مهیا شده است.///و بشتابید به آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى که پهنه آن آسمان‌ها و زمین است که براى پرهیزکاران آماده شده است///و براى نیل به آمرزشى از پروردگار خود، و بهشتى که پهنایش [به قدر] آسمانها و زمین است [و] براى پرهیزگاران آماده شده است، بشتابید.///و بشتابید به سوى آمرزشى از جانب پروردگارتان و بهشتى که وسعت آن به قدر آسمان‌ها و زمین است و براى پرهیزکاران آماده شده است.///و بشتابید به سوی مغفرت پروردگار خود و به سوی بهشتی که پهنای آن همه آسمانها و زمین را فرا گرفته و مهیا برای پرهیزکاران است.///و برای نیل به آمرزش پروردگارتان و بهشتی که پهنای آن همچند پهنای آسمانها و زمین است و برای پرهیزگاران آماده شده است، بشتابید///و شتاب کنید برای رسیدن به آمرزش پروردگارتان؛ و بهشتی که وسعت آن، آسمانها و زمین است؛ و برای پرهیزگاران آماده شده است.///و بشتابید به سوی آمرزشی از پروردگار خود و بهشتی که فراخیش پهنای آسمانها و زمین است آماده است برای پرهیزکاران‌///و رو به مغفرت و پوششی از پروردگارتان و بهشتی که وسعتش آسمان‌ها و زمین است (و) برای پرهیزگاران آماده شده، شتابان از یکدیگر پیشی جویید. quran_en_fa Those who spend (freely), whether in prosperity, or in adversity; who restrain anger, and pardon (all) men;- for Allah loves those who do good;- آنان که در گشایش و تنگ دستی انفاق می‌کنند، و خشم خود را فرو می‌برند، و از [خطاهای] مردم در می‌گذرند؛ و خدا نیکوکاران را دوست دارد.///آنان که در گشایش و تنگ دستی انفاق می‌کنند، و خشم خود را فرو می‌برند، و از [خطاهای] مردم در می‌گذرند؛ و خدا نیکوکاران را دوست دارد.///آن کسان که در توانگرى و تنگدستى انفاق مى‌کنند و خشم خویش فرومى‌خورند و از خطاى مردم درمى‌گذرند. خدا نیکوکاران را دوست دارد.///همان‌ها که در راحت و رنج انفاق مى‌کنند و خشم خود را فرو مى‌خورند و از مردم در مى‌گذرند، و خدا نیکوکاران را دوست دارد///همانان که در فراخى و تنگى انفاق مى‌کنند؛ و خشم خود را فرو مى‌برند؛ و از مردم در مى‌گذرند؛ و خداوند نکوکاران را دوست دارد.///[همان] کسانى که در توانگرى و تنگدستى، انفاق مى‌کنند و خشم خود را فرومى‌برند و از [خطاى] مردم مى‌گذرند، و خداوند نیکوکاران را دوست دارد.///آنهایی که از مال خود در حال وسعت و تنگدستی انفاق کنند و خشم خود فرونشانند و از (بدی) مردم درگذرند، و خدا دوستدار نکوکاران است.///کسانی که در راحت و رنج انفاق می‌کنند و خشم خود را فرو می‌خورند و از مردمان در می‌گذرند و خداوند نیکوکاران را دوست دارد///همانها که در توانگری و تنگدستی، انفاق می‌کنند؛ و خشم خود را فرو می‌برند؛ و از خطای مردم درمی‌گذرند؛ و خدا نیکوکاران را دوست دارد.///آنان که انفاق می‌کنند مال خود را هنگام گشایش و تنگدستی و خشم فروخورندگان و گذشت کنندگان از مردم و خدا دوست دارد نکوکاران را///کسانی که در گشایش و تنگی زیان‌بار انفاق می‌کنند، و فرو برندگان خشمشان و درگذرندگان از مردمان و آنان که از (خشم بر) مردم در‌گذرنده‌اند و خدا نکوکاران را دوست دارد. quran_en_fa And those who, having done something to be ashamed of, or wronged their own souls, earnestly bring Allah to mind, and ask for forgiveness for their sins,- and who can forgive sins except Allah?- and are never obstinate in persisting knowingly in (the wrong) they have done. و آنان که چون کار زشتی مرتکب شوند یا بر خود ستم ورزند، خدا را یاد کنند و برای گناهانشان آمرزش خواهند؛ و چه کسی جز خدا گناهان را می‌آمرزد؟ و دانسته و آگاهانه بر آنچه مرتکب شده‌اند، پا فشاری نمی‌کنند؛///و آنان که چون کار زشتی مرتکب شوند یا بر خود ستم ورزند، خدا را یاد کنند و برای گناهانشان آمرزش خواهند؛ و چه کسی جز خدا گناهان را می‌آمرزد؟ و دانسته و آگاهانه بر آنچه مرتکب شده‌اند، پا فشاری نمی‌کنند؛///و آن کسان که چون مرتکب کارى زشت شوند یا به خود ستمى کنند، خدا را یاد مى‌کنند و براى گناهان خویش آمرزش مى‌خواهند و کیست جز خدا که گناهان را بیامرزد؟ و چون به زشتى گناه آگاهند در آنچه مى‌کردند پاى نفشرند.///و کسانى که چون کار زشتى کردند یا بر خود ستم نمودند خدا را یاد کنند و براى گناهان خویش آمرزش طلبند، و جز خدا چه کسى است که گناهان را بیامرزد؟ و دانسته بر خلاف‌هایى که کرده‌اند پافشارى نکنند///و آنان که چون کار زشتى کنند، یا بر خود ستم روا دارند، خدا را به یاد مى‌آورند و براى گناهانشان آمرزش مى‌خواهند -و چه کسى جز خدا گناهان را مى‌آمرزد؟ و بر آنچه مرتکب شده‌اند، با آنکه مى‌دانند [که گناه است‌]، پافشارى نمى‌کنند.///و آنان که هرگاه کار زشتى انجام دهند و یا به خویشتن ستم کنند، خدا را یاد کرده، براى گناهان خود استغفار مى‌کنند. و جز خدا کیست که گناهان را ببخشد؟ و بر آنچه مرتکب شده‌اند، پافشارى نمى‌کنند، چون [به زشتى گناه] آگاهند.///و آنان که اگر کار ناشایسته کنند و یا ظلمی به نفس خویش نمایند خدا را به یاد آرند و از گناه خود (به درگاه خدا) توبه کنند-و کیست جز خدا که گناه خلق را بیامرزد؟ -و آنها که اصرار در کار زشت نکنند چون به زشتی معصیت آگاهند.///و کسانی که چون کار ناشایستی کردند یا بر خویشتن ستم روا داشتند خدای را یاد کنند و برای گناهانشان آمرزش خواهند -و چه کسی جز خداوند گناهان را می‌آمرزدو آنان که آگاهانه در کارهای [ناروایی‌] که کرده‌اند پافشاری و پیگیری نکرده‌اند///و آنها که وقتی مرتکب عمل زشتی شوند، یا به خود ستم کنند، به یاد خدا می‌افتند؛ و برای گناهان خود، طلب آمرزش می‌کنند -و کیست جز خدا که گناهان را ببخشد؟ - و بر گناه، اصرار نمی‌ورزند، با اینکه می‌دانند.///و آنان که هرگاه فحشائی کنند یا بر خود ستم کنند یاد خدا کنند و آمرزش گناهان خویش خواهند و کیست که بیامرزد گناهان را جز خدا و اصرار نکنند بر آنچه کرده‌اند و خود می‌دانند///و کسانی که چون کار زشتی کنند، یا بر خودهاشان ستم روا دارند، خدا را یاد کنند، پس برای گناهانشان همی پوشش خواهند. و چه کسی جز خدا گناهان دنباله‌دار را می‌پوشد؟ و (نیز) بر آنچه مرتکب شده‌اند، از آنجا که (به حرمت فحشا و ظلم به خود و عاقبت وخیم‌) آگاهند، بر هر کار زشتی که کرده‌اند پافشاری نمی‌کنند. quran_en_fa For such the reward is forgiveness from their Lord, and Gardens with rivers flowing underneath,- an eternal dwelling: How excellent a recompense for those who work (and strive)! پاداش آنان آمرزشی است از سوی پروردگارشان، و بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، در آن جاودانه‌اند؛ و پاداش عمل کنندگان، نیکوست.///پاداش آنان آمرزشی است از سوی پروردگارشان، و بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، در آن جاودانه‌اند؛ و پاداش عمل کنندگان، نیکوست.///پاداش اینان آمرزش پروردگارشان است و نیز بهشتهایى که در آن نهرها جارى است. در آنجا جاویدانند و چه نیکو است پاداش نیکوکاران.///پاداش آنان آمرزش پروردگارشان و بوستان‌هایى است که از پاى درختانش نهرها جارى است و جاودانه در آنند، و پاداش اهل عمل چه نیکوست///آنان، پاداششان آمرزشى از جانب پروردگارشان، و بوستانهایى است که از زیر [درختان‌] آن جویبارها روان است. جاودانه در آن بمانند، و پاداش اهل عمل چه نیکوست.///پاداش چنین کسانى آمرزش پروردگار است، و باغ‌هایى بهشتى که از زیر درختان آنها نهرها جارى است و براى همیشه در آن [باغ‌ها] هستند. و چه نیکوست پاداش عمل‌کنندگان!///آنهایند که پاداش عملشان آمرزش پروردگار است و باغهایی که زیر درختان آنها نهرها جاری است، جاویدان در آن بهشت‌ها متنعم هستند، چه نیکو است پاداش نیکوکاران!///پاداش اینان آمرزش پروردگارشان و بوستانهایی است که از فرودست آن جویباران جاری است و جاودانه در آنند و پاداش نیکوکاران چه خوب است‌///آنها پاداششان آمرزش پروردگار، و بهشتهایی است که از زیر درختانش، نهرها جاری است؛ جاودانه در آن میمانند؛ چه نیکو است پاداش اهل عمل!///آنان را پاداش آمرزشی است از پروردگارشان و باغهائی که روان است زیر آنها جویها جاودانند در آنها و چه نیکو است پاداش عمل کنندگان‌///ایشان، پاداششان پوششی از جانب پروردگارشان است و بوستان‌هایی که از زیر (درختان) شان نهرها روان است. و چه خوب است اجر عمل‌کنندگان (به خوبی‌ها). quran_en_fa Many were the Ways of Life that have passed away before you: travel through the earth, and see what was the end of those who rejected Truth. قطعا پیش از شما روش هایی [در میان ملل و جوامع بوده که از میان رفته است]، پس در زمین گردش کنید و با دقت و تامل بنگرید که سرانجام تکذیب کنندگان [حقایق] چگونه بود.///قطعا پیش از شما روش هایی [در میان ملل و جوامع بوده که از میان رفته است]، پس در زمین گردش کنید و با دقت و تامل بنگرید که سرانجام تکذیب کنندگان [حقایق] چگونه بود.///پیش از شما سنتهایى بوده است، پس بر روى زمین بگردید و بنگرید که پایان کار آنها که پیامبران را به دروغگویى نسبت مى‌دادند چه بوده است.///بى‌تردید، پیش از شما ماجراها گذشت (سنت هلاکت اقوام)، پس در زمین بگردید و ببینید که سر انجام تکذیب کنندگان چه سان بود///قطعا پیش از شما سنتهایى [بوده و] سپرى شده است. پس، در زمین بگردید و بنگرید که فرجام تکذیب‌کنندگان چگونه بوده است؟///به یقین پیش از شما [اقوام و جوامعی با] آداب و سنت‌هایی [متفاوت، آمده و] از میان رفته‌اند. پس در روى زمین گردش کنید و بنگرید که سرانجام تکذیب‌کنندگان چگونه بوده است؟!///پیش از شما مللی بودند و رفتند، پس در اطراف زمین گردش کنید تا ببینید چگونه تکذیب‌کنندگان (وعده‌های خدا) هلاک شدند.///پیش از شما سنتهایی بوده و گذشته است، در زمین سیر و سفر کنید و سرانجام دروغ انگاران را بنگرید///پیش از شما، سنت‌هایی وجود داشت؛ (و هر قوم، طبق اعمال و صفات خود، سرنوشتهایی داشتند؛ که شما نیز، همانند آن را دارید.) پس در روی زمین، گردش کنید و ببینید سرانجام تکذیب‌کنندگان (آیات خدا) چگونه بود؟!///همانا بگذشت پیش از شما ملتهائی پس بگردید در زمین و بنگرید چگونه بود فرجام ناباوران تکذیب کنندگان‌///همواره پیش از شما سنت‌هایی سپری شده است. پس در زمین بگردید (و) سپس بنگرید که فرجام تکذیب‌‌کنندگان چگونه بوده است‌. quran_en_fa Here is a plain statement to men, a guidance and instruction to those who fear Allah! این [قرآن] برای مردم، بیانگر [حوادث و واقعیات] و برای پرهیزکاران، سراسر هدایت و اندرز است.///این [قرآن] برای مردم، بیانگر [حوادث و واقعیات] و برای پرهیزکاران، سراسر هدایت و اندرز است.///این براى مردم دلیلى روشن و براى پرهیزگاران راهنما و اندرزى است.///این بیانى براى مردم، و هدایت و پندى براى پرهیزکاران است///این [قرآن‌] براى مردم، بیانى، و براى پرهیزگاران رهنمود و اندرزى است.///این [قرآن] براى همه مردم، روشنگر [حقایق] و براى پرهیزکاران [وسیله‌ى] هدایت و پندآموزى است.///این آیات حجت و بیانی است برای (عموم) مردم، و راهنما و پندی برای پرهیزکاران.///این بیانگر [عبرتها] برای مردم و راهنما و پندآموز پرهیزگاران است‌///این، بیانی است برای عموم مردم؛ و هدایت و اندرزی است برای پرهیزگاران!///این بیانی است برای مردم و راهنمائی و اندرزی برای پرهیزکاران‌///این (قرآن) بیانی است (وحیانی) برای مردمان و رهنمون و اندرزی است برای پرهیزگاران. quran_en_fa So lose not heart, nor fall into despair: For ye must gain mastery if ye are true in Faith. و [در انجام فرمان‌های حق و در جهاد با دشمن] سستی نکنید و [از پیش آمدها و حوادث و سختی هایی که به شما می‌رسد] اندوهگین مشوید که شما اگر مؤمن باشید، برترید.///و [در انجام فرمان‌های حق و در جهاد با دشمن] سستی نکنید و [از پیش آمدها و حوادث و سختی هایی که به شما می‌رسد] اندوهگین مشوید که شما اگر مؤمن باشید، برترید.///سستى مکنید و اندوهگین مباشید، زیرا اگر ایمان آورده باشید شما برترى خواهید جست.///و سست نگردید و غمگین نشوید، که اگر مؤمن باشید، شما برترید///و اگر مؤمنید، سستى مکنید و غمگین مشوید، که شما برترید.///و هرگز [در برابر دشمن] سستى نکنید و [از مصیبت‌ها] غمگین مباشید که شما برترید، اگر مؤمن باشید.///شما هرگز سستی نکنید و (از فوت متاع دنیا) اندوهناک نشوید، زیرا شما فیروزمندترین و بلندترین ملل دنیایید اگر در ایمان ثابت قدم باشید.///و سستی نورزید و اندوهگین نباشید چرا که شما اگر مؤمن باشید، برترید///و سست نشوید! و غمگین نگردید! و شما برترید اگر ایمان داشته باشید!///سست نشوید و اندوهگین نباشید و شما برترید اگر هستید مؤمنان‌///و سستی مکنید و غمگین مشوید، حال آنکه شما (از دیگران) برترید اگر مؤمن بوده‌اید. quran_en_fa If a wound hath touched you, be sure a similar wound hath touched the others. Such days (of varying fortunes) We give to men and men by turns: that Allah may know those that believe, and that He may take to Himself from your ranks Martyr-witnesses (to Truth). And Allah loveth not those that do wrong. اگر [در جنگ احد] به شما آسیب و جراحتی رسید، آن گروه را نیز [در جنگ بدر] آسیب و جراحتی مانند آن رسید. و ما این روزها [ی پیروزی و ناکامی] را [به عنوان امتحان] در میان مردم می‌گردانیم [تا عبرت گیرند] و خدا کسانی را که [از روی حقیقت و خلوص] ایمان آورده‌اند، مشخص کند و از میان شما گواهانی [نسبت به پیروزی‌ها که نتیجه طاعت و تقواست، و شکست‌ها که محصول نافرمانی و بی تقوایی است] بگیرد؛ و خدا ستمکاران را [که با سستی و بی تقوایی بر خود ستم می‌کنند] دوست ندارد.///اگر [در جنگ احد] به شما آسیب و جراحتی رسید، آن گروه را نیز [در جنگ بدر] آسیب و جراحتی مانند آن رسید. و ما این روزها [ی پیروزی و ناکامی] را [به عنوان امتحان] در میان مردم می‌گردانیم [تا عبرت گیرند] و خدا کسانی را که [از روی حقیقت و خلوص] ایمان آورده‌اند، مشخص کند و از میان شما گواهانی [نسبت به پیروزی‌ها که نتیجه طاعت و تقواست، و شکست‌ها که محصول نافرمانی و بی تقوایی است] بگیرد؛ و خدا ستمکاران را [که با سستی و بی تقوایی بر خود ستم می‌کنند] دوست ندارد.///اگر بر شما زخمى رسید، به آن قوم نیز همچنان زخمى رسیده است. و این روزگار است که هر دم آن را به مراد کسى مى‌گردانیم، تا خدا کسانى را که ایمان آورده‌اند بشناسد و از شما گواهان گیرد. و خدا ستمکاران را دوست ندارد،///اگر به شما زخمى رسید، آن گروه را نیز زخمى همانند آن رسیده است. و ما این روزها [ى شکست و پیروزى‌] را میان مردم مى‌گردانیم تا خدا مؤمنان [واقعى‌] را معلوم دارد و از شما گواهانى بگیرد، و خدا ستمکاران را دوست نمى‌دارد. آن روزگاران. نداول (دول): به گردش///اگر به شما آسیبى رسیده، آن قوم را نیز آسیبى نظیر آن رسید؛ و ما این روزها [ى شکست و پیروزى‌] را میان مردم به نوبت مى‌گردانیم [تا آنان پند گیرند] و خداوند کسانى را که [واقعا] ایمان آورده‌اند معلوم بدارد، و از میان شما گواهانى بگیرد، و خداوند ستمکاران را دوست نمى‌دارد.///اگر [در جنگ احد] به شما آسیبی رسید، [در جنگ بدر نیز] به آن قوم [کافر] آسیبی همانند آن رسید. و این روزگار را در میان مردم [دست به دست] مى‌گردانیم تا خداوند کسانى را که ایمان آورده‌اند، معلوم دارد و از میان شما گواهانى [بر دیگران] بگیرد. و خداوند ستمگران را دوست نمى‌دارد. [گر چه گاهى به ظاهر پیروز شوند.]///اگر (در احد) به شما آسیبی رسید، به دشمنان شما نیز (در بدر) آسیب رسید (پس مقاومت کنید). این روزگار را با (اختلاف احوال) میان خلایق می‌گردانیم تا خداوند مقام اهل ایمان را معلوم کند و از شما مؤمنان (آن را که ثابت است) گواه دیگران گیرد. و خدا ستمکاران را دوست ندارد.///اگر آسیبی به شما رسیده باشد، به آن قوم [حریفان شما] نیز آسیبی همانند آن رسیده است، و این روزگار را [برای عبرت‌] در میان مردم می‌گردانیم، و تا خداوند مؤمنان را معلوم بدارد و از شما گواهانی بگیرد و خدا ستمکاران را دوست ندارد///اگر (در میدان احد،) به شما جراحتی رسید (و ضربه‌ای وارد شد)، به آن جمعیت نیز (در میدان بدر)، جراحتی همانند آن وارد گردید. و ما این روزها (ی پیروزی و شکست) را در میان مردم می‌گردانیم؛ (-و این خاصیت زندگی دنیاست-) تا خدا، افرادی را که ایمان آورده‌اند، بداند (و شناخته شوند)؛ و خداوند از میان شما، شاهدانی بگیرد. و خدا ظالمان را دوست نمی‌دارد.///اگر شما را گزندی رسد همانا دشمن را رسیده است گزندی همانند آن و این روزگار می‌گردانیمش میان مردم و تا خدا بداند آنان را که ایمان آوردند و تا بگیرد از شما گواهانی و خدا دوست ندارد ستمگران را///اگر به شما جراحتی در رسد، آن قوم را نیز بی‌گمان جراحتی نظیر آن رسیده. و ما این روزها (ی شکست و پیروزی) را میان مردمان به نوبت می‌گردانیم (تا آنان پند گیرند) و برای اینکه خدا کسانی را که ایمان آورده‌اند نشانه‌ای بگذارد و از (میان) شما گواهانی برگیرد. و خدا ستمکاران را دوست نمی‌دارد. quran_en_fa Allah's object also is to purge those that are true in Faith and to deprive of blessing Those that resist Faith. و [نیز این پیروزی‌ها و ناکامی‌ها] برای آن است که کسانی را که [از روی حقیقت] ایمان آورده‌اند [از عیوب و آلودگی‌ها] تصفیه و پاک کند، و کافران را نابود نماید.///و [نیز این پیروزی‌ها و ناکامی‌ها] برای آن است که کسانی را که [از روی حقیقت] ایمان آورده‌اند [از عیوب و آلودگی‌ها] تصفیه و پاک کند، و کافران را نابود نماید.///و تا مؤمنان را پاکیزه گرداند و کافران را نابود سازد.///و تا خداوند مؤمنان را ناب و خالص گرداند و کافران را به نیستى کشاند///و تا خدا کسانى را که ایمان آورده‌اند خالص گرداند و کافران را [به تدریج‌] نابود سازد.///و [فراز و نشیب‌هاى جنگ براى آن است] تا خداوند افراد مؤمن را پاک و خالص، و کافران را [به تدریج] محو و نابود گرداند.///و تا آنکه اهل ایمان را (از هر عیب) پاک کند و کافران را نابود گرداند.///و تا خداوند مؤمنان را [کامل عیار سازد و] بپالاید و کافران را نیست و ناچیز گرداند///و تا خداوند، افراد باایمان را خالص گرداند (و ورزیده شوند)؛ و کافران را به تدریج نابود سازد.///و تا پاک سازد خدا مؤمنان را و تباه گرداند کافران را///و برای اینکه خدا کسانی را که ایمان آورده‌اند خالص و پیراسته گرداند و کافران را محو و نابود سازد. quran_en_fa Did ye think that ye would enter Heaven without Allah testing those of you who fought hard (In His Cause) and remained steadfast? آیا پنداشته‌اید [با ایمان بدون عمل] وارد بهشت می‌شوید، در حالی که هنوز خدا کسانی از شما را که در راه خدا جهاد کرده‌اند وشکیبایان را [از دیگران] مشخص و معلوم نکرده است؟!///آیا پنداشته‌اید [با ایمان بدون عمل] وارد بهشت می‌شوید، در حالی که هنوز خدا کسانی از شما را که در راه خدا جهاد کرده‌اند وشکیبایان را [از دیگران] مشخص و معلوم نکرده است؟!///آیا مى‌پندارید که به بهشت خواهید رفت و حال آن که هنوز خدا معلوم نداشته است که از میان شما چه کسانى جهاد مى‌کنند و چه کسانى پایدارى مى‌ورزند؟///آیا پنداشتید که به بهشت در آیید، در حالى که هنوز خدا کسانى از شما را که جهاد کردند و استقامت نمودند معلوم نداشته است///آیا پنداشتید که داخل بهشت مى‌شوید، بى‌آنکه خداوند جهادگران و شکیبایان شما را معلوم بدارد؟///آیا گمان دارید که [با ادعاى ایمان] وارد بهشت می‌شوید، در حالى که هنوز خداوند مجاهدان از شما و صابران را معلوم نساخته است؟///آیا گمان می‌کنید به بهشت داخل خواهید شد حال آنکه هنوز خدا از شما آنان را که (در راه دین) جهاد کرده و (در سختی‌ها) مقاومت کنند معلوم نگردانیده است؟!///آیا گمان برده‌اید که به بهشت می‌روید حال آنکه خداوند هنوز جهادگران و شکیبایان شما را معلوم نداشته است؟///آیا چنین پنداشتید که (تنها با ادعای ایمان) وارد بهشت خواهید شد، در حالی که خداوند هنوز مجاهدان از شما و صابران را مشخص نساخته است؟!///یا پنداشته‌اید که به بهشت درمی آیید و هنوز ندانسته است خدا آنان را که کوشیدند جهاد کردند از شما و نشناخته است بردباران را///یا پنداشتید که داخل بهشت می‌شوید، حال آنکه هنوز خدا کسانی را از شما که جهاد کردند و (نیز) شکیبایان شما را نشان نگذارده است. quran_en_fa Ye did indeed wish for death before ye met him: Now ye have seen him with your own eyes, (And ye flinch!) و یقینا شما [پس از آگاهی از درجات شهدای بدر] مرگ [در میدان جنگ] را پیش از رویارویی با آن سخت آرزو می‌کردید، و هنگامی که با آن روبرو شدید [به هراس افتادید و بدون هیچ اقدامی] به تماشای آن پرداختید!!///و یقینا شما [پس از آگاهی از درجات شهدای بدر] مرگ [در میدان جنگ] را پیش از رویارویی با آن سخت آرزو می‌کردید، و هنگامی که با آن روبرو شدید [به هراس افتادید و بدون هیچ اقدامی] به تماشای آن پرداختید!!///پیش از آنکه مرگتان فرا رسد تمناى مرگ مى‌کردید، اینک مرگ را دیدید و در آن مى‌نگرید.///و همانا شما بودید که مرگ [در میدان جنگ‌] را پیش از آن که با آن رو به رو شوید، آرزو مى‌کردید، ولى آن را دیدید و تماشاگر شدید [و تن به جنگ ندادید]///و شما مرگ را پیش از آنکه با آن روبرو شوید، سخت آرزو مى‌کردید؛ پس، آن را دیدید و [همچنان‌] نگاه مى‌کردید.///و شما مرگ [در راه خدا] را پیش از آن که با آن روبه‌رو شوید، سخت آرزو مى‌کردید، [اکنون] آن را [در میدان جنگ] دیدید، ولى [ناخوشایند] به آن مى‌نگرید.///شما همانید که آرزوی کشته شدن (در راه دین) می‌کردید، پیش از آنکه با آن روبرو شوید، پس چگونه امروز که به آن مأمور شدید از مرگ نگران می‌شوید؟!///و پیش از رویاروی شدن با مرگ، آرزوی شهادت داشتید، سرانجام آن [معرکه جنگ‌] را دیدید و به آن می‌نگرید///و شما مرگ (و شهادت در راه خدا) را، پیش از آنکه با آن روبه‌رو شوید، آرزو می‌کردید؛ سپس آن را با چشم خود دیدید، در حالی که به آن نگاه می‌کردید (و حاضر نبودید به آن تن دردهید! چقدر میان گفتار و کردار شما فاصله است؟!)///و همانا شما بودید که آرزوی مرگ می‌کردید پیش از آنکه بدان رسید اکنون دیدید آن را و شمائید نگران‌///و شما بی‌چون و بی‌گمان مرگ را - پیش از آنکه با آن روبه‌رو شوید - سخت آرزو می‌کرده‌اید، پس همانا آن را دیدید، حال آنکه می‌نگرید. quran_en_fa Muhammad is no more than a messenger: many Were the messenger that passed away before him. If he died or were slain, will ye then Turn back on your heels? If any did turn back on his heels, not the least harm will he do to Allah; but Allah (on the other hand) will swiftly reward those who (serve Him) with gratitude. و محمد جز فرستاده‌ای از سوی خدا که پیش از او هم فرستادگانی [آمده و] گذشته‌اند، نیست. پس آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، [ایمان و عمل صالح را ترک می‌کنید و] به روش گذشتگان و نیاکان خود برمی گردید؟! و هر کس به روش گذشتگان خود برگردد، هیچ زیانی به خدا نمی‌رساند؛ و یقینا خدا سپاس گزاران را پاداش می‌دهد.///و محمد جز فرستاده‌ای از سوی خدا که پیش از او هم فرستادگانی [آمده و] گذشته‌اند، نیست. پس آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، [ایمان و عمل صالح را ترک می‌کنید و] به روش گذشتگان و نیاکان خود برمی گردید؟! و هر کس به روش گذشتگان خود برگردد، هیچ زیانی به خدا نمی‌رساند؛ و یقینا خدا سپاس گزاران را پاداش می‌دهد.///جز این نیست که محمد پیامبرى است که پیش از او پیامبرانى دیگر بوده‌اند. آیا اگر بمیرد یا کشته شود، شما به آیین پیشین خود باز مى‌گردید؟ هر کس که بازگردد هیچ زیانى به خدا نخواهد رسانید. خدا سپاسگزاران را پاداش خواهد داد.///و محمد صلى الله علیه وآله نیست جز فرستاده‌اى که پیش از او هم پیامبران گذشتند. آیا اگر او بمیرد یا کشته شود عقبگرد مى‌کنید؟ و هر که عقبگرد کند، هرگز به خدا زیانى نمى‌رساند، و خدا سپاسگزاران را پاداش خواهد داد///و محمد، جز فرستاده‌اى که پیش از او [هم‌] پیامبرانى [آمده و] گذشتند، نیست. آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، از عقیده خود برمى‌گردید؟ و هر کس از عقیده خود بازگردد، هرگز هیچ زیانى به خدا نمى‌رساند، و به زودى خداوند سپاسگزاران را پاداش مى‌دهد.///و محمد پیامبرى بیش نیست که پیش از او نیز پیامبرانی [آمده و] درگذشته‌اند. پس آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به [دوران جاهلیت و آیین] گذشتگان خود بازمى‌گردید؟ و هر کس به گذشته خود برگردد، هرگز زیانی به خداوند نمى‌رساند. و خداوند به زودى پاداش شاکران را خواهد داد.///محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) جز یک پیامبر نیست که پیش از او نیز پیغمبرانی بودند و درگذشتند، آیا اگر او به مرگ یا شهادت درگذشت شما باز به دین جاهلیت خود رجوع خواهید کرد؟ پس هر که مرتد شود به خدا ضرری نخواهد رسانید، و البته خدا جزای نیک اعمال به شکرگزاران عطا کند.///و محمد جز پیامبری نیست که پیش از او هم پیامبرانی بوده‌اند، آیا اگر او بمیرد یا کشته شود [از پیروی او و عقیده خود] باز می‌گردید؟ و هرکس که [از عقیده خود] بازگردد [بداند که‌] هرگز به خداوند زیانی نمی‌رساند، و زودا که خداوند سپاسگزاران را پاداش دهد///محمد (ص) فقط فرستاده خداست؛ و پیش از او، فرستادگان دیگری نیز بودند؛ آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به عقب برمی‌گردید؟ (و اسلام را رها کرده به دوران جاهلیت و کفر بازگشت خواهید نمود؟) و هر کس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضرری نمی‌زند؛ و خداوند بزودی شاکران (و استقامت‌کنندگان) را پاداش خواهد داد.///و نیست محمد «ص» مگر پیمبری که بگذشته است پیش از او پیمبرانی پس آیا اگر بمیرد یا کشته شود بازگردید بر پاشنه‌های خویش و آن کس که برگردد بر پاشنه‌های خود همانا آیان نرساند خدا را به چیزی و به زودی پاداش دهد خدا به شکرگزاران‌///و محمد، جز فرستاده‌ای (ربانی) - که پیش از او (هم) فرستادگانی آمده‌اند- نیست. پس آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، بر گذشته‌هایتان باز می‌گردید؟ و هر کس بر گذشته‌ی (نابسامان) خود باز گردد، هرگز هیچ زیانی به خدا نمی‌رساند، و به زودی خدا سپاسگزاران را پاداش می‌دهد. quran_en_fa Nor can a soul die except by Allah's leave, the term being fixed as by writing. If any do desire a reward in this life, We shall give it to him; and if any do desire a reward in the Hereafter, We shall give it to him. And swiftly shall We reward those that (serve us with) gratitude. و هیچ کس جز به مشیت و فرمان خدا نمی‌میرد. سرنوشتی است مقرر شده و هر که پاداش دنیا را بخواهد [اندکی از آن] به او می‌دهیم، و هر که خواستار پاداش آخرت باشد، او را از آن می‌بخشیم؛ و یقینا سپاس گزاران را پاداش خواهیم داد.///و هیچ کس جز به مشیت و فرمان خدا نمی‌میرد. سرنوشتی است مقرر شده و هر که پاداش دنیا را بخواهد [اندکی از آن] به او می‌دهیم، و هر که خواستار پاداش آخرت باشد، او را از آن می‌بخشیم؛ و یقینا سپاس گزاران را پاداش خواهیم داد.///هیچ کس جز به فرمان خدا نمى‌میرد. مدت مکتوب است. هر کس خواهان ثواب اینجهانى باشد به او مى‌دهیم و هر کس خواهان ثواب آنجهانى باشد به او مى‌دهیم و شاکران را پاداش خواهیم داد.///و هیچ کس را نرسد که بى‌اذن خدا بمیرد، که این سرنوشتى مدت دار و معین است. و هر که پاداش دنیا خواهد از آن به او مى‌دهیم، و هر که پاداش آخرت خواهد [نیز] از آنش مى‌دهیم و زودا که شاکران را پاداش دهیم///و هیچ نفسى جز به فرمان خدا نمیرد. [خداوند، مرگ را] به عنوان سرنوشتى معین [مقرر کرده است‌]. و هر که پاداش این دنیا را بخواهد به او از آن مى‌دهیم؛ و هر که پاداش آن سراى را بخواهد از آن به او مى‌دهیم، و به زودى سپاسگزاران را پاداش خواهیم داد.///هیچ کس جز به فرمان خدا نمى‌میرد، [و این] سرنوشتى است تعیین شده. و هر کس پاداش دنیا را بخواهد سهمى از آن به او مى‌دهیم، و هرکس پاداش آخرت را بخواهد، سهمى از آن به او مى‌دهیم، و به زودى سپاسگزاران را پاداش خواهیم داد.///و هیچ کس جز به فرمان خدا نخواهد مرد، که اجل هر کس (در لوح قضای الهی) به وقت معین ثبت است، و هر که برای متاع دنیا کوشش کند از دنیا بهره‌مندش کنیم، و هر که ثواب آخرت خواهد از نعمت آخرت برخوردارش گردانیم، و البته سپاسگزاران را جزای نیک دهیم.///و هیچ کس جز به اذن الهی نمی‌میرد که این سرنوشتی زماندار است، و هرکس پاداش دنیوی بخواهد، چنین پاداشی به او می‌بخشیم، و هرکس جزای اخروی بخواهد، چنان پاداشی به او خواهیم داد و زودا که خداوند سپاسگزاران را پاداش دهد///هیچ‌کس، جز به فرمان خدا، نمی‌میرد؛ سرنوشتی است تعیین شده؛ (بنابر این، مرگ پیامبر یا دیگران، یک سنت الهی است.) هر کس پاداش دنیا را بخواهد (و در زندگی خود، در این راه گام بردارد،) چیزی از آن به او خواهیم داد؛ و هر کس پاداش آخرت را بخواهد، از آن به او می‌دهیم؛ و بزودی سپاسگزاران را پاداش خواهیم داد.///و نرسیده است کسی را که بمیرد مگر به اذن خدا نامه سرآمددار و هر کس خواهد پاداش دنیا دهیمش از آن و هر که پاداش آخرت خواهد دهیمش از آن و زود است پاداش دهیم به شکرگزاران‌///و هیچ نفسی [: کسی] را هرگز نبوده است که جز به اذن خدا بمیرد؛ (حال آنکه) ثبت‌گشته‌ای است زمان‌بندی شده. و هر که پاداش دنیا را بخواهد به او برخی از آن را می‌دهیم و هر که پاداش سرای پایانی را بخواهد از آن به او می‌دهیم. و به زودی سپاسگزاران را پاداش خواهیم داد. quran_en_fa How many of the prophets fought (in Allah's way), and with them (fought) Large bands of godly men? but they never lost heart if they met with disaster in Allah's way, nor did they weaken (in will) nor give in. And Allah Loves those who are firm and steadfast. چه بسا پیامبرانی که انبوهی دانشمندان الهی مسلک [و کاملان در دین] به همراه او با دشمنان جنگیدند، پس در برابر آسیب هایی که در راه خدا به آنان رسید، سستی نکردند و ناتوان نشدند و [در برابر دشمن] سر تسلیم و فروتنی فرود نیاوردند؛ و خدا شکیبایان را دوست دارد.///چه بسا پیامبرانی که انبوهی دانشمندان الهی مسلک [و کاملان در دین] به همراه او با دشمنان جنگیدند، پس در برابر آسیب هایی که در راه خدا به آنان رسید، سستی نکردند و ناتوان نشدند و [در برابر دشمن] سر تسلیم و فروتنی فرود نیاوردند؛ و خدا شکیبایان را دوست دارد.///چه بسا پیامبرانى که خدا دوستان بسیار همراه آنان به جنگ رفتند. و در راه خدا، هر چه به آنها رسید، سستى نکردند و ناتوان نشدند و سر فرود نیاوردند و خدا شکیبایان را دوست دارد.///و بسى پیامبران که خداپرستان بسیارى در کنارشان نبرد کردند و از هر رنجى که در راه خدا دیدند سست و زبون و درمانده نشدند، و خدا صابران را دوست مى‌دارد///و چه بسیار پیامبرانى که همراه او توده‌هاى انبوه، کارزار کردند؛ و در برابر آنچه در راه خدا بدیشان رسید، سستى نورزیدند و ناتوان نشدند؛ و تسلیم [دشمن‌] نگردیدند، و خداوند، شکیبایان را دوست دارد.///و چه بسیار پیامبرانى که همراه آنان، خداپرستان بسیارى جنگیدند، پس در برابر آنچه در راه خدا به آنان رسید، سستى نکردند و ناتوان نشدند و تن به ذلت ندادند. و خداوند صابران را دوست دارد.///چه بسیار رخ داده که پیغمبری جمعیت بسیار (از پیروانش) همراه او جنگیدند و با این حال، اهل ایمان با سختی‌هایی که در راه خدا به آنها رسید هرگز بیمناک و زبون نشدند و سر زیر بار دشمن فرو نیاوردند و (صبر و ثبات پیش گرفتند، که) خدا صابران را دوست می‌دارد.///و چه بسیار پیامبرانی که همراه ایشان توده‌های انبوه نبرد کردند و از هر رنجی که در راه خدا دیدند نه سستی‌ورزیدند و نه ضعف و زبونی نشان دادند، و خداوند شکیبایان را دوست دارد///چه بسیار پیامبرانی که مردان الهی فراوانی به همراه آنان جنگ کردند! آنها هیچ‌گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنان می‌رسید، سست و ناتوان نشدند (و تن به تسلیم ندادند)؛ و خداوند استقامت‌کنندگان را دوست دارد.///و چه بسا پیمبری که همراهش کارزار کردند گروندگانی بسیار پس نه سست شدند از آنچه بدیشان رسید در راه خدا و نه ناتوان شدند و نه سرافکندگی به خود گرفتند و خدا است دوست دار پایداری کنان‌///و چه بسیار از پیامبرانی که بسیاری (از) دست‌پروردگان (خدا) همراهشان کشتار کردند؛ پس برای آنچه در راه خدا بدیشان رسید ناتوانی ننموده و (در برابر دشمن،) جویای سکون و بی‌‌تفاوتی و خواری نشدند. و خدا شکیبایان را دوست می‌دارد. quran_en_fa All that they said was: "Our Lord! Forgive us our sins and anything We may have done that transgressed our duty: Establish our feet firmly, and help us against those that resist Faith." و سخن آنان [در گرما گرم و سختی جنگ] جز این نبود که گفتند: پروردگارا! گناهان ما و زیاده روی در کارمان را بر ما ببخش و قدم هایمان را استوار بدار و ما را بر گروه کافران یاری ده.///و سخن آنان [در گرما گرم و سختی جنگ] جز این نبود که گفتند: پروردگارا! گناهان ما و زیاده روی در کارمان را بر ما ببخش و قدم هایمان را استوار بدار و ما را بر گروه کافران یاری ده.///سخنشان جز این نبود که مى‌گفتند: اى پروردگار ما، گناهان ما را و زیاده‌رویهاى ما را در کارها بیامرز و ما را ثابت‌قدم گردان و در برابر کافران یارى کن.///و آنان سخنى جز این نداشتند که گفتند: پروردگارا! گناهانمان را بیامرز، و از زیاده‌روى ما در کارمان در گذر، و قدم‌هایمان را استوار دار، و ما را بر گروه کافران پیروز گردان///و سخن آنان جز این نبود که گفتند: «پروردگارا، گناهان ما و زیاده‌روى ما، در کارمان را بر ما ببخش، و گامهاى ما را استوار دار، و ما را بر گروه کافران یارى ده.»///و سخنشان تنها این بود که گفتند: «پروردگارا! گناهان ما و زیاده‌روى ما را در کارمان بر ما ببخش و گام‌هاى ما را استوار بدار و ما را بر گروه کافران یارى ده.»///و آنها جز این نمی‌گفتند که پروردگارا، از گناه و ستمی که ما درباره خود کرده‌ایم درگذر و ما را ثابت قدم بدار و بر (محو) گروه کافران مظفر و منصور گردان.///و سخن ایشان جز این نبود که گفتند پروردگارا گناهان ما و گزافکاریمان را در کارمان بیامرز و گامهای ما را استوار بدار و ما را بر خدانشناسان پیروز گردان‌///سخنشان تنها این بود که: «پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و از تندرویهای ما در کارها، چشم‌پوشی کن! قدمهای ما را استوار بدار! و ما را بر جمعیت کافران، پیروز گردان!///و نبود سخن ایشان جز آنکه گفتند پروردگارا بیامرز از برای ما گناهان ما و فزون رفتن ما را در کار خویش و استوار دار پایهای ما را و یاری کن ما را بر گروه کافران‌///و سخن آنان جز این نبوده که گفتند: «پروردگارمان! گناهانمان را، و زیاده‌‌رویمان را در کارمان بپوشان و گام‌های ما را استوار بدار و ما را بر گروه کافران یاری فرمای.» quran_en_fa And Allah gave them a reward in this world, and the excellent reward of the Hereafter. For Allah Loveth those who do good. پس خدا پاداش این دنیا و پاداش نیک آخرت را به آنان عطا فرمود؛ و خدا نیکوکاران را دوست دارد.///پس خدا پاداش این دنیا و پاداش نیک آخرت را به آنان عطا فرمود؛ و خدا نیکوکاران را دوست دارد.///خدا پاداش اینجهانى و پاداش نیک آنجهانى را به ایشان ارزانى داشت و خدا نیکوکاران را دوست دارد.///پس خدا به آنها پاداش دنیوى و پاداش نیکوى آخرت عطا کرد، و خدا نیکوکاران را دوست مى‌دارد///پس خداوند، پاداش این دنیا، و پاداش نیک آخرت را به آنان عطا کرد، و خداوند نیکوکاران را دوست دارد.///پس خداوند پاداش دنیا و پاداش نیک آخرت را به آنان عطا کرد. و خداوند نیکوکاران را دوست مى‌دارد.///پس خدا پاداش (فتح و فیروزی) در دنیا، و ثواب نیکو در آخرت نصیبشان گردانید، که خدا نیکوکاران را دوست می‌دارد.///آنگاه خداوند به آنان پاداش دنیوی و پاداش نیک اخروی عطا کرد، و خداوند نیکوکاران را دوست دارد///از این‌رو خداوند پاداش این جهان، و پاداش نیک آن جهان را به آنها داد؛ و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد.///پس بدیشان داد خدا اجر دنیا و پاداش نکوی آخرت را و خدا است دوستدار نکوکاران‌///پس خدا، پاداش دنیا و پاداش نیک آخرت را به آنان عطا کرد. و خدا نیکوکاران را دوست می‌دارد. quran_en_fa O ye who believe! If ye obey the Unbelievers, they will drive you back on your heels, and ye will turn back (from Faith) to your own loss. ای اهل ایمان! اگر از کافران فرمان برید، شما را به [عقاید و روش‌های کافرانه] گذشتگانتان بازمی گردانند، در نتیجه زیانکار خواهید شد.///ای اهل ایمان! اگر از کافران فرمان برید، شما را به [عقاید و روش‌های کافرانه] گذشتگانتان بازمی گردانند، در نتیجه زیانکار خواهید شد.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، اگر از کافران پیروى کنید، شما را به آیین پیشین برمى‌گردانند، پس زیاندیده بازمى‌گردید.///اى مؤمنان! اگر از کافران پیروى کنید، شما را به عقب باز مى‌گردانند و آن‌گاه خسارت زده باز مى‌گردید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، اگر از کسانى که کفر ورزیده‌اند اطاعت کنید، شما را از عقیده‌تان بازمى‌گردانند و زیانکار خواهید گشت.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! اگر از کسانى که کفر ورزیدند اطاعت کنید، شما را به آیین نیاکانتان برمى‌گردانند، پس زیانکار خواهید شد.///ای اهل ایمان، اگر پیروی کافران کنید شما را (از دین اسلام) باز به کفر برمی‌گردانند، آن‌گاه شما هم از زیانکاران خواهید گشت.///ای مؤمنان اگر از کافران پیروی کنید شما را [از عقیده‌تان‌] باز می‌گردانند و آنگاه زیانکار می‌گردید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر از کسانی که کافر شده‌اند اطاعت کنید، شما را به گذشته‌هایتان بازمی‌گردانند؛ و سرانجام، زیانکار خواهید شد.///ای گروه مؤمنان اگر اطاعت کنید آنان را که کفر ورزیدند برگردانند شما را بر پاشنه‌های شما پس بازمی گردید زیانکاران‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! اگر کسانی را که کافر شدند پیروی کنید، شما را به گذشته‌ها (ی کفرآمیز) تان برگشت می‌دهند، پس بازگشتی زیان‌بار خواهید داشت. quran_en_fa Nay, Allah is your protector, and He is the best of helpers. [آنان نه سرپرست شما و نه شایسته اطاعت هستند] بلکه خدا یار و سرپرست شماست؛ و او بهترین یاری دهندگان است.///[آنان نه سرپرست شما و نه شایسته اطاعت هستند] بلکه خدا یار و سرپرست شماست؛ و او بهترین یاری دهندگان است.///نه، یارى‌کننده شما خداوند است که بهترین یارى‌کنندگان است.///آرى، [تنها] خداوند مولاى شماست و همو بهترین یاوران است///آرى، خدا مولاى شماست، و او بهترین یارى‌دهندگان است.///[آنها یار و دوستدار شما نیستند،] بلکه خداوند مولاى شماست و او بهترین یاوران است.///(ای مسلمانان، کافران یار شما نیستند) بلکه خدا یار شماست و او بهترین یاری‌کنندگان است.///آری خداوند مولای شماست و همو بهترین یاور است‌///(آنها تکیه‌گاه شما نیستند،) بلکه ولی و سرپرست شما، خداست؛ و او بهترین یاوران است.///بلکه خدا است سرپرست شما و او است بهترین یاری کنندگان‌///بلکه خدا (تنها) مولای شماست و او بهترین یاری‌‌دهندگان است. quran_en_fa Soon shall We cast terror into the hearts of the Unbelievers, for that they joined companions with Allah, for which He had sent no authority: their abode will be the Fire: And evil is the home of the wrong-doers! به زودی در دل‌های کافران ترس می‌اندازیم؛ زیرا چیزی را که خدا بر [حقانیت] آن دلیلی نازل نکرده، شریک خدا قرار داده‌اند، و جایگاهشان آتش است؛ و بد است جایگاه ستمکاران.///به زودی در دل‌های کافران ترس می‌اندازیم؛ زیرا چیزی را که خدا بر [حقانیت] آن دلیلی نازل نکرده، شریک خدا قرار داده‌اند، و جایگاهشان آتش است؛ و بد است جایگاه ستمکاران.///در دل کافران هراسى خواهیم افکند. زیرا چیزى را که از آسمان براى آن حجتى نفرستاده است، شریک خدا گرفتند. جاى آنان جهنم است که براى ستمکاران مکان بدى است.///به زودى در دل کافران رعب و هراس خواهیم افکند، زیرا آنها چیزى را که خدا دلیلى بر آن نفرستاده است با او شریک نمودند، و جایشان آتش است و بد است جایگاه ستمکاران///به زودى در دلهاى کسانى که کفر ورزیده‌اند بیم خواهیم افکند، زیرا چیزى را با خدا شریک گردانیده‌اند که بر [حقانیت‌] آن، [خدا] دلیلى نازل نکرده است. و جایگاهشان آتش است، و جایگاه ستمگران چه بد است.///به زودى در دل‌هاى کسانى که کفر ورزیدند، بیم خواهیم افکند، زیرا چیزى را برای خدا شریک قرار داده‌اند که [خداوند] بر [حقانیت] آن دلیلى نازل نکرده است. و جایگاه آنان آتش دوزخ است و چه بد است جایگاه ستمگران!///به زودی در دل کافران بیم و هراس افکنیم، زیرا که آنان برای خدا چیزی را شریک قرار دادند که خدا اصلا بر آن دلیلی فرو نفرستاده است. و منزلگاه آنان آتش است و سرای ستمکاران بد منزلگاهی است.///زودا که در دل کافران به خاطر شرک‌ورزیدنشان به خدا که هیچ‌گونه حجت و برهانی بر آن نفرستاده است، هراس افکنیم و سرا و سرانجام آنان دوزخ است و جایگاه ستمکاران چه بد است‌///بزودی در دلهای کافران، بخاطر اینکه بدون دلیل، چیزهایی را برای خدا همتا قرار دادند، رعب و ترس می‌افکنیم؛ و جایگاه آنها، آتش است؛ و چه بد جایگاهی است جایگاه ستمکاران!///بزودی افکنیم در دلهای آنان که کفر ورزیدند هراس را بدانچه شریک گردانیدند با خدا آن را که فرو نفرستاده است بدان فرمانروائی و جایگاه ایشان آتش است و چه زشت است جایگاه ستمکاران‌///به زودی در دل‌های کسانی که کفر ورزیده‌اند بیم خواهیم افکند، به سبب آنکه چیزی را با خدا شریک گردانیده‌اند که خدا بر (حقانیت) آن، هیچ دلیل قاطعی نازل نکرده است و پناهگاهشان آتش است. و پایگاه ستمگران چه بد است. quran_en_fa Allah did indeed fulfil His promise to you when ye with His permission Were about to annihilate your enemy,-until ye flinched and fell to disputing about the order, and disobeyed it after He brought you in sight (of the booty) which ye covet. Among you are some that hanker after this world and some that desire the Hereafter. Then did He divert you from your foes in order to test you but He forgave you: For Allah is full of grace to those who believe. و یقینا خدا وعده‌اش را [در جنگ احد] برای شما تحقق داد، آن گاه که دشمنان را به فرمان او تا مرز ریشه کن شدنشان می‌کشتید، تا زمانی که سست شدید و در کار [جنگ و غنیمت و حفظ سنگری که محل رخنه دشمن بود] به نزاع و ستیز برخاستید، و پس از آنکه [در شروع جنگ] آنچه را از پیروزی و غنیمت دوست داشتید، به شما نشان داد [از فرمان پیامبر در رابطه با حفظ سنگر] سر پیچی کردید، برخی از شما دنیا را می‌خواست و برخی از شما خواهان آخرت بود، سپس برای آنکه شما را امتحان کند از [پیروزی بر] آنان بازداشت و از شما درگذشت؛ و خدا بر مؤمنان دارای فضل است.///و یقینا خدا وعده‌اش را [در جنگ احد] برای شما تحقق داد، آن گاه که دشمنان را به فرمان او تا مرز ریشه کن شدنشان می‌کشتید، تا زمانی که سست شدید و در کار [جنگ و غنیمت و حفظ سنگری که محل رخنه دشمن بود] به نزاع و ستیز برخاستید، و پس از آنکه [در شروع جنگ] آنچه را از پیروزی و غنیمت دوست داشتید، به شما نشان داد [از فرمان پیامبر در رابطه با حفظ سنگر] سر پیچی کردید، برخی از شما دنیا را می‌خواست و برخی از شما خواهان آخرت بود، سپس برای آنکه شما را امتحان کند از [پیروزی بر] آنان بازداشت و از شما درگذشت؛ و خدا بر مؤمنان دارای فضل است.///خدا به وعده‌اى که با شما نهاده بود وفا کرد، آنگاه که به اذن او دشمن را مى‌کشتید. و چون غنیمتى را که هواى آن را در سر داشتید به شما نشان داد، سستى کردید و در آن امر به منازعه پرداختید و عصیان ورزیدید. بعضى خواستار دنیا شدید و بعضى خواستار آخرت. سپس تا شما را به بلایى مبتلا کند به هزیمت واداشت. اینک شما را ببخشود که او را به مؤمنان بخشایشى است.///و [در جنگ احد] حقیقتا خدا به وعده‌ى خویش با شما وفا کرد، آن‌گاه که به اذن خدا آنها را تار و مار مى‌کردید، تا وقتى که سست شدید و در کار جنگ اختلاف نمودید و نافرمان شدید بعد از آن که خداوند چیزى را که دوست مى‌داشتید (پیروزى) به شما نشان داد. گروهى از///و [در نبرد احد] قطعا خدا وعده خود را با شما راست گردانید: آنگاه که به فرمان او، آنان را مى‌کشتید، تا آنکه سست شدید و در کار [جنگ و بر سر تقسیم غنایم‌] با یکدیگر به نزاع پرداختید؛ و پس از آنکه آنچه را دوست داشتید [یعنى غنایم را] به شما نشان داد، نافرمانى نمودید. برخى از شما دنیا را و برخى از شما آخرت را مى‌خواهد. سپس براى آنکه شما را بیازماید، از [تعقیب‌] آنان منصرفتان کرد و از شما درگذشت، و خدا نسبت به مؤمنان، با تفضل است.///و خداوند به وعده‌ى خود [مبنى بر شکست مشرکان در جنگ احد] وفا کرد، در آن هنگام که دشمن را با خواست او از میان برمی‌داشتید، تا آن که سست شدید و در کار [جنگ و تقسیم غنائم] به نزاع پرداختید و پس از آن که آنچه را [از غنائم] دوست داشتید، به شما نشان داد [از دستور پیامبر] نافرمانى کردید. برخى از شما خواهان دنیایند و برخى خواهان آخرت، آن­گاه خداوند شما را از [تعقیب] آنان منصرف ساخت [و پیروزى شما به شکست انجامید،] تا شما را بیازماید، ولى از [خطاى] شما درگذشت. و خداوند نسبت به مؤمنان، داراى فضل و بخشش است.///و به حقیقت، خداوند صدق وعده خود را به شما نمود آن‌گاه که به فرمان خدا کافران را به خاک هلاک می‌افکندید تا وقتی که در کار جنگ (احد) سستی کرده و اختلاف برانگیختید و نافرمانی (حکم پیغمبر) نمودید پس از آنکه خدا آنچه آرزوی شما بود به شما نمود، منتها برخی جهت دنیا و برخی جهت آخرت می‌کوشیدید، سپس شما را از پیشرفت بازداشت تا شما را بیازماید، و خدا از تقصیر شما درگذشت، که خدا را با اهل ایمان عنایت و رحمت است.///و آنگاه که به اذن الهی آنان را تارومار می‌کردید، خداوند وعده خویش را به شما تحقق بخشید، تا آنجا که بد دل شدید و پس از آنکه خواسته‌ها و خواستنیها را به شما نمایاند، بگو-مگو در کار آوردید و سرکشی پیشه کردید، چه گروهی از شما دنیا را می‌طلبد و گروهی از شما آخرت را، سپس شما را از آنان منصرف کرد تا شما را [در بوته امتحان‌] بیازماید، و سرانجام از شما درگذشت، و خداوند بر مؤمنان بخشش و بخشایش دارد///خداوند، وعده خود را به شما، (در باره پیروزی بر دشمن در احد،) تحقق بخشید؛ در آن هنگام (که در آغاز جنگ،) دشمنان را به فرمان او، به قتل می‌رساندید؛ (و این پیروزی ادامه داشت) تا اینکه سست شدید؛ و (بر سر رهاکردن سنگرها،) در کار خود به نزاع پرداختید؛ و بعد از آن که آنچه را دوست می‌داشتید (از غلبه بر دشمن) به شما نشان داد، نافرمانی کردید. بعضی از شما، خواهان دنیا بودند؛ و بعضی خواهان آخرت. سپس خداوند شما را از آنان منصرف ساخت؛ (و پیروزی شما به شکست انجامید؛) تا شما را آزمایش کند. و او شما را بخشید؛ و خداوند نسبت به مؤمنان، فضل و بخشش دارد.///و همانا راست آورد بر شما خدا وعده خویش را هنگامی که به سختی می‌کشتید آنان را به اذن او تا گاهی که از هم گسیختید و با هم ستیزه کردید در کار و نافرمانی کردید پس از آنکه بنمود به شما آنچه دوست می‌داشتید از شما گروهی خواهان دنیا بودند و گروهی خواهان آخرت سپس منصرف ساخت شما را از ایشان تا بیازمایدتان و هرآینه بخشود بر شما و خدا است دارنده فضلی بر مؤمنان‌///و (در نبرد احد) خدا همواره وعده‌ی خود را به‌راستی با شما راست آورد؛ چون با اذن او، با آنان برخوردی حساس و مرگ‌بار کردید؛ تا هنگامی که سست شدید و در کار (جنگ و بر سر تقسیم غنایم) با یکدیگر به نزاع پرداختید. و پس از آنکه آنچه را دوست دارید (از غنیمت و پیروزی) به شما نشان داد نافرمانی نمودید. برخی از شما دنیا را و برخی از شما آخرت را می‌خواهد. سپس برای آنکه شما را بیازماید، از (تعقیب) آنان بازتان داشت، و از شما در گذشت. و خدا برای مؤمنان، کانون فضلی (بزرگ) است. quran_en_fa Behold! ye were climbing up the high ground, without even casting a side glance at any one, and the Messenger in your rear was calling you back. There did Allah give you one distress after another by way of requital, to teach you not to grieve for (the booty) that had escaped you and for (the ill) that had befallen you. For Allah is well aware of all that ye do. [یاد کنید] زمانی که [از میدان جنگ احد] تا مرز پنهان شدن از دیده‌ها دور می‌شدید و به هیچ کس توجه نمی‌کردید، در صورتی که پیامبر [که اجابت دعوتش واجب است] شما را از پشت سرتان فرا می‌خواند، پس خدا شما را به اندوهی روی اندوهی مجازات کرد تا بر آنچه [از پیروزی و غنیمت] از دستتان رفته و به آنچه [از آسیب و مصیبت] به شما رسیده، اندوهگین نشوید؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///[یاد کنید] زمانی که [از میدان جنگ احد] تا مرز پنهان شدن از دیده‌ها دور می‌شدید و به هیچ کس توجه نمی‌کردید، در صورتی که پیامبر [که اجابت دعوتش واجب است] شما را از پشت سرتان فرا می‌خواند، پس خدا شما را به اندوهی روی اندوهی مجازات کرد تا بر آنچه [از پیروزی و غنیمت] از دستتان رفته و به آنچه [از آسیب و مصیبت] به شما رسیده، اندوهگین نشوید؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///آنگاه که مى‌گریختید و به کس نمى‌پرداختید و پیامبر شما را از پشت سر فرامى‌خواند. پس به پاداش، غمى بر غم شما افزود. اکنون اندوه آنچه را که از دست داده‌اید، یا رنجى را که به شما رسیده است، مخورید. خدا به هر کارى که مى‌کنید آگاه است.///[یاد آرید] آن‌گاه که مى‌گریختید و به کسى توجه نمى‌کردید و پیامبر صلى الله علیه وآله از پشت سرتان شما را فرا مى‌خواند. پس خدا نیز شما را غمى روى غم سزا داد تا بر آنچه از دست داده‌اید و آنچه بر سرتان آمده غم نخورید، و خدا بدانچه مى‌کنید آگاه است/// [یاد کنید] هنگامى را که در حال گریز [از کوه‌] بالا مى‌رفتید و به هیچ کس توجه نمى‌کردید؛ و پیامبر، شما را از پشت سرتان فرا مى‌خواند. پس [خداوند] به سزاى [این بى‌انضباطى‌] غمى بر غمتان [افزود]، تا سرانجام بر آنچه از کف داده‌اید و براى آنچه به شما رسیده است اندوهگین نشوید، و خداوند از آنچه مى‌کنید آگاه است.///[به خاطر بیاورید] هنگامى که [در جنگ احد به هنگام فرار، از کوه] بالا مى‌رفتید و به هیچ کس توجه نمى‌کردید، [در حالى که] پیامبر، شما را از پشت سر فرامى‌خواند. پس به سزاى آن، خداوند غمى [بزرگ‌تر، که همان شکست از دشمن بود،] بر غم‌هایتان افزود تا دیگر بر آنچه [از غنائم، که] از کفتان رفته، یا [از آسیب و زخم،] که بر شما وارد آمده، اندوه نخورید و [بدانید که] خداوند از آنچه انجام مى‌دهید، آگاه است.///(به یاد آرید) هنگامی که به مکانهای دوردست می‌گریختید و توجه به احدی نداشتید در حالی که پیغمبر شما را به یاری دیگران در صف کارزار می‌خواند! پس خداوند (به کیفر این بی‌ثباتی) غمی بر غم شما افزود تا از این پس بر آنچه از دست رفت یا برای رنج و المی که به شما می‌رسد اندوهناک نشوید، و خدا به هر چه کنید آگاه است.///یاد آورید آنگاه که راه خویش در پیش گرفته، و پروای هیچ‌کس را نداشتید و پیامبر در دنبال شما، شما را فرا می‌خواند، و بدین‌سان غم و محنتی نصیب شما کرد، تا سرانجام بر آنچه از دستتان رفت یا بر سرتان آمد، اندوهی نخورید، و خداوند به کار و کردار شما آگاه است‌///(به خاطر بیاورید) هنگامی را که از کوه بالا میرفتید؛ و جمعی در وسط بیابان پراکنده شدند؛ و از شدت وحشت،) به عقب ماندگان نگاه نمی‌کردید، و پیامبر از پشت سر، شما را صدا می‌زد. سپس اندوه‌ها را یکی پس از دیگری به شما جزا داد؛ این بخاطر آن بود که دیگر برای از دست رفتن (غنایم جنگی) غمگین نشوید، و نه بخاطر مصیبت‌هایی که بر شما وارد می‌گردد. و خداوند از آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///هنگامی که بالا می‌رفتید و برنمی گشتید به سوی کسی و پیمبر می‌خواند شما را از پشت سرتان پس رسانید به شما اندوهی بر اندوهی تا اندوهگین نشوید بر آنچه از شما فوت شده است و نه بدانچه به شما رسیده است و خدا دانا است بدانچه می‌کنید///(خدا وعده‌اش را به شما راست آورد) چون در حال گریز (از کوه، خودتان و نیروهاتان را) بالا می‌بردید و بر هیچ کس روی نمی‌آوردید؛ در حالی که پیامبر، شما را – دورادور از پشت سرتان - فرا می‌خواند. پس خدا به پاداشتان اندوهی برابر اندوهشان رسانید، تا (سرانجام) - (نه) بر آنچه از کف داده‌اید و نه آنچه به شما رسیده است- اندوهگین نشوید. و خدا به آنچه می‌کنید آگاه است. quran_en_fa After (the excitement) of the distress, He sent down calm on a band of you overcome with slumber, while another band was stirred to anxiety by their own feelings, Moved by wrong suspicions of Allah-suspicions due to ignorance. They said: "What affair is this of ours?" Say thou: "Indeed, this affair is wholly Allah's." They hide in their minds what they dare not reveal to thee. They say (to themselves): "If we had had anything to do with this affair, We should not have been in the slaughter here." Say: "Even if you had remained in your homes, those for whom death was decreed would certainly have gone forth to the place of their death"; but (all this was) that Allah might test what is in your breasts and purge what is in your hearts. For Allah knoweth well the secrets of your hearts. سپس بعد از آن اندوه و غم، خواب آرام بخشی بر شما فرود آمد که گروهی از شما را [که بر اثر پشیمانی، دست از فرار برداشته به سوی پیامبر آمدید] فرا گرفت، و گروهی که فکر حفظ جانشان آنان را [در آن میدان پر حادثه] پریشان خاطر و غمگین کرده بود، و درباره خدا گمان ناحق و ناروا هم چون گمان‌های [زمان] جاهلیت می‌بردند [که چون خدا وعده پیروزی داده پس پیروزی بدون هر قید و شرطی حق مسلم آنان است! اما وقتی شکست خوردند درباره وعده خدا دچار تردید شدند و] گفتند: آیا ما را در این امر [پیروزی] اختیاری هست؟ بگو: یقینا اختیار همه امور به دست خداست. [این نیست که چون خدا وعده پیروزی به شما داده بدون قید و شرط برای شما حاصل شود، پیروزی وعده داده شده، محصول صبر و تقوا، و شکست معلول سستی و نافرمانی است]. آنان در دل هایشان چیزی را پنهان می‌کنند که برای تو آشکار نمی‌سازند، می‌گویند: اگر ما را در این امر [پیروزی] اختیاری بود [و وعده خدا و پیامبر حقیقت داشت] در اینجا کشته نمی‌شدیم. بگو: اگر شما در خانه‌های خود هم بودید کسانی که کشته شدن بر آنان لازم و مقرر شده بود، یقینا به سوی خوابگاه‌های خود [در معرکه جهاد و جنگ] بیرون می‌آمدند. و [تحقق دادن این برنامه‌ها] به سبب این است که خدا آنچه را [از نیت‌ها] در سینه‌های شماست [در مقام عمل] بیازماید، و آنچه را [از عیوب و آلودگی‌ها] در دل‌های شماست، خالص و پاک گرداند؛ و خدا به آنچه در سینه هاست، داناست.///سپس بعد از آن اندوه و غم، خواب آرام بخشی بر شما فرود آمد که گروهی از شما را [که بر اثر پشیمانی، دست از فرار برداشته به سوی پیامبر آمدید] فرا گرفت، و گروهی که فکر حفظ جانشان آنان را [در آن میدان پر حادثه] پریشان خاطر و غمگین کرده بود، و درباره خدا گمان ناحق و ناروا هم چون گمان‌های [زمان] جاهلیت می‌بردند [که چون خدا وعده پیروزی داده پس پیروزی بدون هر قید و شرطی حق مسلم آنان است! اما وقتی شکست خوردند درباره وعده خدا دچار تردید شدند و] گفتند: آیا ما را در این امر [پیروزی] اختیاری هست؟ بگو: یقینا اختیار همه امور به دست خداست. [این نیست که چون خدا وعده پیروزی به شما داده بدون قید و شرط برای شما حاصل شود، پیروزی وعده داده شده، محصول صبر و تقوا، و شکست معلول سستی و نافرمانی است]. آنان در دل هایشان چیزی را پنهان می‌کنند که برای تو آشکار نمی‌سازند، می‌گویند: اگر ما را در این امر [پیروزی] اختیاری بود [و وعده خدا و پیامبر حقیقت داشت] در اینجا کشته نمی‌شدیم. بگو: اگر شما در خانه‌های خود هم بودید کسانی که کشته شدن بر آنان لازم و مقرر شده بود، یقینا به سوی خوابگاه‌های خود [در معرکه جهاد و جنگ] بیرون می‌آمدند. و [تحقق دادن این برنامه‌ها] به سبب این است که خدا آنچه را [از نیت‌ها] در سینه‌های شماست [در مقام عمل] بیازماید، و آنچه را [از عیوب و آلودگی‌ها] در دل‌های شماست، خالص و پاک گرداند؛ و خدا به آنچه در سینه هاست، داناست.///آنگاه، پس از آن اندوه، خدا به شما ایمنى ارزانى داشت، چنان که گروهى را خواب آرام فرو گرفت. اما گروهى دیگر که چون مردم عصر جاهلى به خدا گمانى باطل داشتند، هنوز دستخوش اندوه خویش بودند و مى‌گفتند: آیا هرگز کار به دست ما خواهد افتاد؟ بگو: همه کارها به دست خداست. آنان در دل خود چیزى را پنهان مى‌دارند که نمى‌خواهند براى تو آشکارش سازند. مى‌گویند: اگر ما را اختیارى بود اینجا کشته نمى‌شدیم. بگو: اگر در خانه‌هاى خود هم مى بودید، کسانى که کشته‌شدن بر آنها مقرر شده است از خانه به قتلگاهشان بیرون مى‌رفتند. خدا آنچه را که در سینه دارید مى‌آزماید و دلهایتان را پاک مى‌گرداند و خدا به آنچه در دلهاست آگاه است.///سپس از پى آن غم، آرامشى بر شما نازل کرد، خوابى که جمعى از شما را فرا گرفت و گروهى که تنها در فکر جان خویش بودند گمان‌هاى نادرستى، در باره‌ى خدا چون گمان دوره‌ى جاهلیت داشتند، مى‌گفتند: آیا ما را از این کار چیزى هست؟ بگو: سر رشته همه کارها به دست خد///سپس [خداوند] بعد از آن اندوه، آرامشى [به صورت‌] خواب سبکى، بر شما فرو فرستاد، که گروهى از شما را فرا گرفت، و گروهى [تنها] در فکر جان خود بودند؛ و در باره خدا، گمانهاى ناروا، همچون گمانهاى [دوران‌] جاهلیت مى‌بردند. مى‌گفتند: «آیا ما را در این کار اختیارى هست؟» بگو: «سررشته کارها [شکست یا پیروزى‌]، یکسر به دست خداست.» آنان چیزى را در دلهایشان پوشیده مى‌داشتند، که براى تو آشکار نمى‌کردند. مى‌گفتند: «اگر ما را در این کار اختیارى بود، [و وعده پیامبر واقعیت داشت،] در اینجا کشته نمى‌شدیم.» بگو: «اگر شما در خانه‌هاى خود هم بودید، کسانى که کشته شدن بر آنان نوشته شده، قطعا [با پاى خود] به سوى قتلگاههاى خویش مى‌رفتند. و [اینها] براى این است که خداوند، آنچه را در دلهاى شماست، [در عمل‌] بیازماید؛ و آنچه را در قلبهاى شماست، پاک گرداند؛ و خدا به راز سینه‌ها آگاه است.///آن­گاه [خداوند] پس از اندوه شکست، با خوابى سبک [در شب بعد از حادثه احد،] آرامشى بر شما فروفرستاد که گروهى از شما را [که از فرار خود پشیمان بودند] فراگرفت؛ ولى گروه دیگر که در اندیشه جان خویش بودند، و به [وعده‌هاى] خدا همچون دوران جاهلیت گمان ناروا داشتند، مى‌گفتند: «آیا در کار جنگ، برای ما اختیاری هست؟» بگو: «سررشته‌ی همه‌ی کارها [چه پیروزى و چه شکست] به دست خداست.» آنها در دل‌هاى خود چیزى را پنهان مى‌دارند که براى تو آشکار نمى‌سازند، مى‌گویند: «اگر اختیار جنگ به دست ما بود، [و از شهر خارج نمی‌شدیم،] در این جا کشته نمى‌شدیم.» [به آنان] بگو: «اگر در خانه‌هایتان نیز بودید، آنهایى که کشته­شدن بر آنها مقرر شده بود، به سوى قتلگاه خود روانه مى‌شدند و [حادثه‌ی احد] براى آن بود که خدا آنچه را در سینه‌هاى شماست، بیازماید و آنچه را در دل دارید، پاک و خالص گرداند. و خداوند به آنچه در سینه‌هاست داناست.»///پس از آن غم، خدا شما را ایمنی بخشید که خواب آسایش، گروهی از شما را فرا گرفت و گروهی هنوز در غم جان خود بودند و از روی نادانی به خدا گمان ناحق می‌بردند (از روی انکار) می‌گفتند: آیا ممکن است ما را قدرتی به دست آید؟ بگو: تنها خداست که بر عالم هستی فرمانرواست. (منافقان از ترس مؤمنان) خیالات باطل خود را که در دل می‌پرورند با تو اظهار نمی‌دارند، (با خود) می‌گویند: اگر ما را قدرت و پیروزی بود (شکست نمی‌خوردیم) و در اینجا کشته نمی‌شدیم. بگو: اگر در خانه‌های خود هم بودید باز کسانی که سرنوشت آنان (در قضای الهی) کشته شدن است (از خانه‌ها) به پای خود به قتلگاه بیرون می‌آمدند، تا خدا آنچه در سینه دارید بیازماید و آنچه در دل دارید پاک و خالص گرداند، و خدا از راز درون سینه‌ها آگاه است.///سپس، پس از آن غم و محنت، آرامشی [به صورت‌] خوابی سبک بر شما نازل کرد که گروهی از شما را فراگرفت، و گروهی دیگر هم بودند که فقط در غم جان خویش بودند و اندیشه‌های ناسزاواری درباره خداوند داشتند که همچون پندارهای جاهلیت بود، می‌گفتند آیا ما را در این کار اختیاری هست؟ بگو سررشته همه کارها به دست خداوند است، و در دل خویش چیزهایی می‌نهفتند که بر تو آشکار نمی‌کردند، می‌گفتند اگر ما را در این کار اختیاری بود، در اینجا کشته نمی‌شدیم، بگو اگر در خانه‌های خویش هم بودید، کسانی که کشته شدن در سرنوشتشان نوشته شده بود، [با پای خویش‌] به قتلگاه خویش رهسپار می‌شدند، تا بدین‌سان خداوند نیات شما را بیازماید، و آنچه در دل دارید بپالاید، و خداوند به راز دلها آگاه است‌///سپس بدنبال این غم و اندوه، آرامشی بر شما فرستاد. این آرامش، بصورت خواب سبکی بود که (در شب بعد از حادثه احد،) گروهی از شما را فرا گرفت؛ اماگروه دیگری در فکر جان خویش بودند؛ (و خواب به چشمانشان نرفت.) آنها گمانهای نادرستی -همچون گمانهای دوران جاهلیت- درباره خدا داشتند؛ و می‌گفتند: «آیا چیزی از پیروزی نصیب ما می‌شود؟!» بگو: «همه کارها (و پیروزیها) به دست خداست!» آنها در دل خود، چیزی را پنهان می‌دارند که برای تو آشکار نمی‌سازند؛ می‌گویند: «اگر ما سهمی از پیروزی داشتیم، در این جا کشته نمی‌شدیم!» بگو: «اگر هم در خانه‌های خود بودید، آنهایی که کشته‌شدن بر آنها مقرر شده بود، قطعا به سوی آرامگاه‌های خود، بیرون می‌آمدند (و آنها را به قتل می‌رساندند). و اینها برای این است که خداوند، آنچه در سینه‌هایتان پنهان دارید، بیازماید؛ و آنچه را در دلهای شما (از ایمان) است، خالص گرداند؛ و خداوند از آنچه در درون سینه‌هاست، با خبر است.///سپس فرود آورد بر شما پس از اندوه برای آرامش خماری را گیجی را که فرامی گرفت گروهی از شما را و گروهی دیگر را سرگرم داشته بود جانهای ایشان گمان می‌بردند به خدا ناروا را گمان جاهلیت می‌گفتند آیا ما را است از امر چیزی بگو همانا امر همه آن از آن خدا است نهان می‌داشتند در دلهای خود آنچه را آشکار نمی‌کردند برای تو می‌گفتند اگر ما را از امر چیزی می‌بود کشته نمی‌شدیم در اینجا بگو اگر می‌بودید در خانه‌های خویش همانا برون می‌آمدند آنان که نوشته شده بود بر ایشان کشته شدن به سوی آرامگاه‌های خود و تا بیازماید خدا آنچه را در سینه‌های شما است و تا پاک کند آنچه را در دلهای شما است و خدا دانا است بدانچه در سینه‌ها است‌///سپس (خدا) پس از آن اندوه، آرامشی (به صورت) خوابی کم و سبک، بر شما فرو فرستاد، (که) گروهی از شما را فرا گرفت. و گروهی (که) همتشان (تنها) درباره‌ی خودشان بود، درباره‌ی خدا، گمان‌های ناروا، همچون گمان‌های (دوران) جاهلیت می‌برند (و) گویند: «آیا ما را در این کار اختیاری هست‌؟» بگو: «(سررشته‌ی) کارها به‌راستی یکسره برای خداست.» آنان چیزی را در خودهاشان نهان می‌دارند که برای تو آشکار نمی‌دارند. گویند: «اگر ما را در این کار اختیاری بود (و وعده‌ی پیامبر واقعیت داشت) در اینجا کشته نمی‌شدیم.» بگو: «اگر شما در خانه‌های خود (هم) بودید، کسانی که کشته شدن بر آنان نوشته شده، بی‌گمان (با پای خودشان) سوی بسترها (ی مرگ‌) شان می‌رفتند؛ و برای اینکه خدا آنچه را در سینه‌هایتان (پنهان) است بیازماید، و برای آنکه آنچه در دل‌هایتان (پنهان) می‌دارید، پاک و خالص گرداند. و خدا راز درون سینه‌ها را بسی می‌داند.» quran_en_fa Those of you who turned back on the day the two hosts Met,-it was Satan who caused them to fail, because of some (evil) they had done. But Allah Has blotted out (their fault): For Allah is Oft-Forgiving, Most Forbearing. قطعا کسانی از شما روزی که [در نبرد احد] که دو گروه [مؤمن و مشرک] با هم رویاروی شدند، به دشمن پشت کردند، جز این نیست که شیطان آنان را به سبب برخی از گناهانی که مرتکب شده بودند لغزانید، و یقینا خدا از آنان در گذشت؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و بردبار است.///قطعا کسانی از شما روزی که [در نبرد احد] که دو گروه [مؤمن و مشرک] با هم رویاروی شدند، به دشمن پشت کردند، جز این نیست که شیطان آنان را به سبب برخی از گناهانی که مرتکب شده بودند لغزانید، و یقینا خدا از آنان در گذشت؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و بردبار است.///از میان شما آنان که در روز مقابله آن دو گروه بگریختند، به سبب پاره‌اى از اعمالشان شیطان آنها را به خطا افکنده بود. اینک خداوند عفوشان کرد که او آمرزنده و بردبار است.///همانا کسانى از شما که روز برخورد دو گروه، به جنگ پشت کردند شیطان، آنها را بر اثر پاره‌اى گناهان که مرتکب شده بودند منحرف ساخت و البته خدا از آنان در گذشت، چرا که خدا آمرزنده‌ى بردبار است///روزى که دو گروه [در احد] با هم رویاروى شدند، کسانى که از میان شما [به دشمن‌] پشت کردند، در حقیقت جز این نبود که به سبب پاره‌اى از آنچه [از گناه‌] حاصل کرده بودند، شیطان آنان را بلغزانید. و قطعا خدا از ایشان درگذشت؛ زیرا خدا آمرزگار بردبار است.///کسانى از شما که روز برخورد دو سپاه روى برگرداندند [و فرار کردند،] جز این نبود که شیطان به خاطر بعضى از کردار [ناپسند] شان آنها را لغزانید و البته خداوند از آنها گذشت. به راستى که خداوند آمرزنده‌ى بردبار است.///کسانی از شما که در روز برخورد دو گروه (مسلمان و کافر در جنگ احد) پشت کردند و فراری شدند شیطان آنها را به سبب نافرمانی و بدکرداریشان به لغزش افکند، و همانا خدا از آنها درگذشت، که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///کسانی از شما که روز برخورد دو گروه [غزوه احد] پشت کردند، شیطان به خاطر بعضی از کار و کردارشان آنان را به لغزش کشاند، و خداوند از آنان درگذشت، چرا که خداوند آمرزگار بردبار است‌///کسانی که در روز روبرو شدن دو جمعیت با یکدیگر (در جنگ احد)، فرار کردند، شیطان آنها را بر اثر بعضی از گناهانی که مرتکب شده بودند، به لغزش انداخت؛ و خداوند آنها را بخشید. خداوند، آمرزنده و بردبار است.///همانا آنان که پشت کردند از شما روز تلاقی دو سپاه نلغزایندشان شیطان جز به پاره آنچه خود فراهم کردند و هرآینه بخشود خدا بر ایشان همانا خدا است آمرزنده بردبار///به‌راستی روزی که دو گروه (در احد) رویارو شدند، کسانی که از میان شما (به دشمن) پشت کردند، همواره جز این نبود که به سبب پاره‌ای از آنچه (از گناه) حاصل کرده بودند، شیطان آنان را بلغزانید. و همانا خدا از ایشان بی‌گمان در گذشت، زیرا خدا همواره پوشنده‌ای بردبار است. quran_en_fa O ye who believe! Be not like the Unbelievers, who say of their brethren, when they are travelling through the Earth or engaged in fighting: "If they had stayed with us, they would not have died, or been slain." This that Allah may make it a cause of sighs and regrets in their hearts. It is Allah that gives Life and Death, and Allah sees well all that ye do. ای اهل ایمان! مانند کسانی نباشید که کفر ورزیدند و درباره برادرانشان هنگامی که آنان به سفر رفتند [و در سفر مردند] و یا جهادگر بودند [و شهید شدند]، گفتند: اگر نزد ما مانده بودند نمی‌مردند و شهید نمی‌شدند. [شما به کافران اعتنا نکنید] تا خدا این [اعتقاد و گفتار] را حسرتی در دل هایشان قرار دهد. و خداست که زنده می‌کند و می‌میراند؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///ای اهل ایمان! مانند کسانی نباشید که کفر ورزیدند و درباره برادرانشان هنگامی که آنان به سفر رفتند [و در سفر مردند] و یا جهادگر بودند [و شهید شدند]، گفتند: اگر نزد ما مانده بودند نمی‌مردند و شهید نمی‌شدند. [شما به کافران اعتنا نکنید] تا خدا این [اعتقاد و گفتار] را حسرتی در دل هایشان قرار دهد. و خداست که زنده می‌کند و می‌میراند؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، همانند آن کافران مباشید که درباره برادران خود که به سفر یا به جنگ رفته بودند، مى‌گفتند: اگر نزد ما مانده بودند نمى‌مردند یا کشته نمى‌شدند. خدا این پندار را چون حسرتى در دل آنها نهاد. و خداست که زنده مى‌کند و مى‌میراند و اوست که اعمال شما را مى‌بیند.///اى مؤمنان! مانند کسانى نباشید که کافر شدند و در مورد برادرانشان که به سفر یا جنگ رفتند [و مردند یا شهید شدند] گفتند: اگر نزد ما بودند نمى‌مردند و کشته نمى‌شدند، تا خدا این [پندار] را مایه حسرت در دلشان قرار دهد، و [بدانید این‌] خداست که زنده مى‌کند///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، همچون کسانى نباشید که کفر ورزیدند؛ و به برادرانشان - هنگامى که به سفر رفته [و در سفر مردند] و یا جهادگر شدند [و کشته شدند]، گفتند: «اگر نزد ما [مانده‌] بودند، نمى‌مردند و کشته نمى‌شدند.» [شما چنین سخنانى مگویید] تا خدا آن را در دلهایشان حسرتى قرار دهد. و خدا [ست که‌] زنده مى‌کند و مى‌میراند، و خدا [ست که‌] به آنچه مى‌کنید بیناست.///اى کسانى که ایمان آوردید! مانند کسانى که راه کفر [و نفاق] در پیش گرفتند، نباشید که چون برادرانشان به مسافرت مى‌روند [و بازنمی‌گردند] یا در جنگ شرکت مى‌کنند [و کشته مى‌شوند]، مى‌گویند: «اگر نزد ما بودند، نمى‌مردند و کشته نمى‌شدند.» [شما از این­گونه سخنان نگویید] تا خدا، [شنیدن چنین سخنانی از شما را] حسرتى در دل‌هایشان قرار دهد. و خداوند [است که] زنده مى‌کند و مى‌میراند. و خداوند به آنچه انجام مى‌دهید، بیناست.///ای گرویدگان (به دین اسلام)، شما مانند کسانی نباشید که راه کفر (و نفاق) پیمودند و درباره برادران و خویشان خود که به سفر رفته و یا به جنگ حاضر شدند (و مردند یا به شهادت رسیدند) گفتند: اگر نزد ما می‌ماندند به چنگ مرگ نمی‌افتادند و کشته نمی‌شدند. این آرزوهای باطل را خدا حسرت دلهای آنان خواهد کرد، و خداست که زنده می‌گرداند و می‌میراند و خدا به هر چه کنید آگاه است.///ای مؤمنان مانند کسانی نباشید که کفرورزیدند و در حق دوستانشان هنگامی که به راه افتادند یا جهادگر شدند، گفتند اگر نزد ما می‌ماندند نمی‌مردند و کشته نمی‌شدند، تا خداوند اینچنین این [پندار] را مایه حسرت در دلشان قرار دهد، و خداست که زنده نگه می‌دارد و می‌میراند، و خدا به آنچه می‌کنید بیناست‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! همانند کافران نباشید که چون برادرانشان به مسافرتی می‌روند، یا در جنگ شرکت می‌کنند (و از دنیا می‌روند و یا کشته می‌شوند)، می‌گویند: «اگر آنها نزد ما بودند، نمی‌مردند و کشته نمی‌شدند!» (شما از این گونه سخنان نگویید،) تا خدا این حسرت را بر دل آنها [= کافران‌] بگذارد. خداوند، زنده می‌کند و می‌میراند؛ (و زندگی و مرگ، به دست اوست؛) و خدا به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///ای گروه مؤمنان نباشید مانند آنان که کفر ورزیدند و گفتند به برادران خویش هنگامی که به سفر می‌رفتند یا به جنگ می‌شدند که اگر می‌ماندند نزد ما نمی‌مردند و نه کشته می‌شدند تا قرار دهد خدا آن را حسرتی در دلهای ایشان و خدا زنده می‌کند و می‌میراند و خدا بدانچه می‌کنید بینا است‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! مانند کسانی نباشید که کافر شدند و برای برادرانشان - هنگامی که (به سختی پای) در زمین زدند (که راهی سخت پیمودند) و یا جهادگر شدند (و کشته شدند) - گفتند: «اگر نزد ما (مانده) بودند، نمی‌مردند و کشته نمی‌شدند.» تا خدا آن را در دل‌هایشان حسرتی قرار دهد. و خدا (ست که) زنده می‌کند و (هم اوست که) می‌میراند و خدا (ست که) به آنچه می‌کنید بسی بیناست. quran_en_fa And if ye are slain, or die, in the way of Allah, forgiveness and mercy from Allah are far better than all they could amass. و اگر در راه خدا شهید شوید یا بمیرید، یقینا آمرزش و رحمتی از سوی خدا، بهتر است از آنچه [آنان از مال و منال دنیا] جمع می‌کنند.///و اگر در راه خدا شهید شوید یا بمیرید، یقینا آمرزش و رحمتی از سوی خدا، بهتر است از آنچه [آنان از مال و منال دنیا] جمع می‌کنند.///اگر در راه خدا کشته شوید یا بمیرید، آمرزش و رحمت خدا از آنچه در این جهان گرد مى‌آورید بهتر است.///و اگر در راه خدا کشته شدید یا مردید، البته آمرزش و رحمت خدا از هر آنچه [دیگران‌] جمع مى‌کنند بهتر است///و اگر در راه خدا کشته شوید یا بمیرید، قطعا آمرزش خدا و رحمت او از [همه‌] آنچه [آنان‌] جمع مى‌کنند بهتر است.///و اگر در راه خدا کشته شوید یا بمیرید، آمرزش و رحمت خداوند از آنچه [آنان در طول عمر خود،] جمع مى‌کنند، بهتر است.///اگر در راه خدا کشته شده یا بمیرید (در آن جهان به آمرزش و رحمت خدا نائل شوید، که) همانا آمرزش و رحمت خدا بهتر از هر چیز است که (در حیات دنیا برای خود) فراهم آورند.///و اگر در راه خدا کشته شوید، یا درگذرید، آمرزش و رحمتی از خدا بهتر است از آنچه آنان می‌اندوزند///اگر هم در راه خدا کشته شوید یا بمیرید، (زیان نکرده‌اید؛ زیرا) آمرزش و رحمت خدا، از تمام آنچه آنها (در طول عمر خود،) جمع آوری میکنند، بهتر است!///و اگر کشته شوید در راه خدا یا بمیرید همانا آمرزشی از خدا و رحمتی بهتر است از آنچه گرد می‌آورند///و به‌راستی اگر در راه خدا کشته شوید یا بمیرید، بی‌گمان پوششی از خدا (یتان) و رحمتی از او (برای شماست که) از (همه‌ی) آنچه آنان گرد هم می‌آورند بهتر است. quran_en_fa And if ye die, or are slain, Lo! it is unto Allah that ye are brought together. و اگر بمیرید یا شهید شوید، به سوی خدا محشور خواهید شد.///و اگر بمیرید یا شهید شوید، به سوی خدا محشور خواهید شد.///و اگر بمیرید یا کشته شوید هر آینه در پیشگاه خداوند محشور مى‌شوید.///و اگر بمیرید یا کشته شوید، البته به سوى خدا محشور مى‌گردید///و اگر [در راه جهاد] بمیرید یا کشته شوید، قطعا به سوى خدا گردآورده خواهید شد.///و اگر بمیرید یا کشته شوید، قطعا به سوى خداوند برانگیخته مى‌شوید.///و اگر (در راه خدا) بمیرید یا کشته شوید (به رحمت ایزدی در پیوسته و) به سوی خدا محشور خواهید شد.///و اگر درگذرید یا کشته شوید، سرانجام به نزد خداوند محشور می‌گردید///و اگر بمیرید یا کشته شوید، به سوی خدا محشور می‌شوید. (بنابراین، فانی نمی‌شوید که از فنا، وحشت داشته باشید.)///و اگر بمیرید یا کشته شوید همانا به سوی خدا گرد آورده می‌شوید///و بی‌چون اگر بمیرید یا کشته شوید، همانا تنها سوی خدا گرد آورده خواهید شد. quran_en_fa It is part of the Mercy of Allah that thou dost deal gently with them Wert thou severe or harsh-hearted, they would have broken away from about thee: so pass over (Their faults), and ask for (Allah's) forgiveness for them; and consult them in affairs (of moment). Then, when thou hast Taken a decision put thy trust in Allah. For Allah loves those who put their trust (in Him). [ای پیامبر!] پس به مهر و رحمتی از سوی خدا با آنان نرم خوی شدی، و اگر درشت خوی و سخت دل بودی از پیرامونت پراکنده می‌شدند؛ بنابراین از آنان گذشت کن، و برای آنان آمرزش بخواه، و در کارها با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن؛ زیرا خدا توکل کنندگان را دوست دارد.///[ای پیامبر!] پس به مهر و رحمتی از سوی خدا با آنان نرم خوی شدی، و اگر درشت خوی و سخت دل بودی از پیرامونت پراکنده می‌شدند؛ بنابراین از آنان گذشت کن، و برای آنان آمرزش بخواه، و در کارها با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن؛ زیرا خدا توکل کنندگان را دوست دارد.///به سبب رحمت خداست که تو با آنها اینچنین خوشخوى و مهربان هستى. اگر تندخو و سخت‌دل مى‌بودى از گرد تو پراکنده مى‌شدند. پس بر آنها ببخشاى و برایشان آمرزش بخواه و در کارها با ایشان مشورت کن و چون قصد کارى کنى بر خداى توکل کن، که خدا توکل‌کنندگان را دوست دارد.///پس تو به لطف و رحمت الهى با آنان نرمخو شدى، و اگر درشتخوى و سختدل بودى بى‌شک از گرد تو پراکنده مى‌شدند. پس از ایشان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و با آنان در کار [جنگ‌] مشورت کن، و چون تصمیم گرفتى بر خدا توکل کن، همانا خدا توکل کنندگان را دوست مى‌د///پس به [برکت‌] رحمت الهى، با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى، و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پیرامون تو پراکنده مى‌شدند. پس، از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه، و در کار [ها] با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گرفتى بر خدا توکل کن، زیرا خداوند توکل‌کنندگان را دوست مى‌دارد.///[اى پیامبر!] به واسطه مهر و رحمتى از جانب خداست که با مردم مهربان گشته‌اى، و اگر خشن و سنگدل بودى، [مردم] از دور تو پراکنده مى‌شدند. پس از [خطاهای] آنان درگذر و براى آنها طلب آمرزش کن. و در کارها با آنان مشورت نما، اما هنگامى که تصمیم گرفتى [قاطع باش و] بر خداوند توکل کن. به راستى که خداوند توکل‌کنندگان را دوست دارد.///به مرحمت خدا بود که با خلق مهربان گشتی و اگر تندخو و سخت‌دل بودی مردم از گرد تو متفرق می‌شدند، پس از (بدی) آنان درگذر و برای آنها طلب آمرزش کن و (برای دلجویی آنها) در کار (جنگ) با آنها مشورت نما، لیکن آنچه تصمیم گرفتی با توکل به خدا انجام ده، که خدا آنان را که بر او اعتماد کنند دوست دارد.///به لطف رحمت الهی با آنان نرمخویی کردی، و اگر درشت‌خوی سختدل بودی بی‌شک از پیرامون تو پراکنده می‌شدند، پس از ایشان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در [این‌] کار با آنان مشورت کن، و چون عزمت را جزم کردی بر خداوند توکل کن، که خدا اهل توکل را دوست دارد///به (برکت) رحمت الهی، در برابر آنان [= مردم‌] نرم (و مهربان) شدی! و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می‌شدند. پس آنها را ببخش و برای آنها آمرزش بطلب! و در کارها، با آنان مشورت کن! اما هنگامی که تصمیم گرفتی، (قاطع باش! و) بر خدا توکل کن! زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد.///و هرآینه با مهری از خدا نرم گشته‌ای برای ایشان و اگر تندخوئی سنگین دل می‌بودی همانا پراکنده می‌شدند از پیرامونت پس ببخش بر ایشان و آمرزش خواه برای ایشان و مشورت کن با ایشان در کار سپس گاهی که آهنگ کردی پس توکل کن بر خدا که خدا است دوستدار توکل کنندگان‌///پس (ای پیامبر!) به (برکت) رحمتی از خدا برایشان نرم‌خو (و پر مهر) شدی، و اگر تندخو و سخت‌‌دل بودی همواره از پیرامونت پراکنده می‌شدند. پس از آنان در گذر و برایشان پوشش بخواه و در کار (جنگ) با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن، زیرا خدا توکل‌کنندگان را به راستی دوست می‌دارد. quran_en_fa If Allah helps you, none can overcome you: If He forsakes you, who is there, after that, that can help you? in Allah, then, Let believers put their trust. اگر خدا شما را یاری کند، هیچ کس بر شما چیره و غالب نخواهد شد، و اگر شما را واگذارد، چه کسی بعد از او شما را یاری خواهد داد؟ و مؤمنان باید فقط بر خدا توکل کنند.///اگر خدا شما را یاری کند، هیچ کس بر شما چیره و غالب نخواهد شد، و اگر شما را واگذارد، چه کسی بعد از او شما را یاری خواهد داد؟ و مؤمنان باید فقط بر خدا توکل کنند.///اگر خدا شما را یارى کند، هیچ کس بر شما غلبه نخواهد کرد. و اگر شما را خوار دارد، چه کسى از آن پس یاریتان خواهد کرد؟ پس مؤمنان باید که بر خداى توکل کنند.///اگر خدا شما را یارى کند کسى بر شما پیروز نخواهد شد، و اگر رهایتان کند غیر از او کیست که شما را یارى دهد؟ پس مؤمنان باید بر خدا توکل کنند///اگر خدا شما را یارى کند، هیچ کس بر شما غالب نخواهد شد؛ و اگر دست از یارى شما بردارد، چه کسى بعد از او شما را یارى خواهد کرد؟ و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.///اگر خداوند شما را یارى کند، هیچ کس بر شما چیره نخواهد شد، و اگر شما را خوار کند، کیست که بعد از او بتواند شما را یارى کند؟ پس مؤمنان تنها بر خداوند توکل کنند.///اگر خدا شما را یاری کند محال است کسی بر شما غالب آید، و اگر به خواری واگذارد آن کیست که بتواند بعد از آن شما را یاری کند؟ و اهل ایمان تنها به خدا باید اعتماد کنند.///اگر خداوند شما را یاری دهد، کسی بر شما پیروز نخواهد شد، و اگر شما را فروگذارد، کیست که شما را پس از او یاری دهد، و مؤمنان باید که تنها بر خداوند توکل کنند///اگر خداوند شما را یاری کند، هیچ کس بر شما پیروز نخواهد شد! و اگر دست از یاری شما بردارد، کیست که بعد از او، شما را یاری کند؟! و مؤمنان، تنها بر خداوند باید توکل کنند!///اگر یاری کند شما را خدا نیست چیره شونده‌ای بر شما و اگر خوارتان دارد پس کیست که یاری کند شما را پس از او و بر خدا باید توکل کنند مؤمنان‌///اگر خدا شما را یاری کند، هیچ کس برایتان غالب نخواهد بود و اگر خوارتان کند (و دست از یاریتان بردارد) پس چه کسی بعد از او یاریتان خواهد کرد؟ پس مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند. quran_en_fa No prophet could (ever) be false to his trust. If any person is so false, He shall, on the Day of Judgment, restore what he misappropriated; then shall every soul receive its due,- whatever it earned,- and none shall be dealt with unjustly. هیچ پیامبری را نسزد که [در اموال، غنایم، سایر امور به امت خود] خیانت ورزد و هر که خیانت کند، روز قیامت با آنچه در آن خیانت کرده بیاید؛ سپس به هر کس آنچه را مرتکب شده به طور کامل می‌دهند، و آنان مورد ستم قرار نمی‌گیرند.///هیچ پیامبری را نسزد که [در اموال، غنایم، سایر امور به امت خود] خیانت ورزد و هر که خیانت کند، روز قیامت با آنچه در آن خیانت کرده بیاید؛ سپس به هر کس آنچه را مرتکب شده به طور کامل می‌دهند، و آنان مورد ستم قرار نمی‌گیرند.///هیچ پیامبرى خیانت نکند و هر که به چیزى خیانت کند، آن را در روز قیامت با خود آورد. سپس جزاى عمل هر کس به تمامى داده خواهد شد و بر کسى ستمى نرود.///و هیچ پیامبرى را نسزد که خیانت ورزد، و هر که خیانت کند روز قیامت آنچه خیانت کرده با خود بیاورد، آن‌گاه به هر کسى پاداش هر چه کرده به تمامى داده شود و بر آنان ستم نرود///و هیچ پیامبرى را نسزد که خیانت ورزد، و هر کس خیانت ورزد، روز قیامت با آنچه در آن خیانت کرده بیاید؛ آنگاه به هر کس [پاداش‌] آنچه کسب کرده، به تمامى داده مى‌شود، و بر آنان ستم نرود.///ممکن نیست هیچ پیامبرى خیانت کند. و هر کس خیانت کند، آنچه را که [در آن] خیانت نموده، روز قیامت به همراه مى‌آورد، آن‌گاه [نتیجه‌ی] اعمال هرکس، به طور کامل به او داده مى‌شود. و به آنها ستم نخواهد شد.///و هیچ پیغمبری خیانت نخواهد کرد، و هر کس خیانت کند روز قیامت با همان خیانت بیاید (و به کیفر آن برسد) و هر کس هر عمل به جا آرد به جزای کامل آن می‌رسد و به هیچ کس ستمی نخواهد شد.///و هیچ پیامبری را نمی‌سزد که خیانت روا دارد و هرکس خیانت‌ورزد، روز قیامت، وبال خیانتش را همراه آورد، آنگاه به هرکس جزای کار و کردارش به تمامی داده شود و بر آنان ستم نرود///(گمان کردید ممکن است پیامبر به شما خیانت کند؟! در حالی که) ممکن نیست هیچ پیامبری خیانت کند! و هر کس خیانت کند، روز رستاخیز، آنچه را در آن خیانت کرده، با خود (به صحنه محشر) می‌آورد؛ سپس به هر کس، آنچه را فراهم کرده (و انجام داده است)، بطور کامل داده می‌شود؛ و (به همین دلیل) به آنها ستم نخواهد شد (چرا که محصول اعمال خود را خواهند دید).///و نرسد یا نبوده است پیمبری را که خیانت ورزد در بهره‌های جنگ و هر کس خیانت کند بیاید با آنچه خیانت کرده است روز قیامت سپس سر به سر پرداخته شود به هر کس آنچه را فراهم کرده است و آنان ستم نشوند///و برای هیچ پیامبر برجسته‌ای شایسته نبوده است که خیانت ورزد. و هر کس خیانت ورزد، روز قیامت با آنچه در آن خیانت کرده، بیاید. سپس به هر کس (پاداش) آنچه کسب کرده به تمامی داده شود و بر آنان ستم نرود. quran_en_fa Is the man who follows the good pleasure of Allah Like the man who draws on himself the wrath of Allah, and whose abode is in Hell?- A woeful refuge! پس آیا کسی که [با طاعت و عبادت] از خشنودی خدا پیروی کرده، همانند کسی است که [بر اثر گناه] به خشمی از سوی خدا سزاوار شده؟ و جایگاه او دوزخ است و آن بد بازگشت گاهی است.///پس آیا کسی که [با طاعت و عبادت] از خشنودی خدا پیروی کرده، همانند کسی است که [بر اثر گناه] به خشمی از سوی خدا سزاوار شده؟ و جایگاه او دوزخ است و آن بد بازگشت گاهی است.///آیا آن کس که به راه خشنودى خدا مى‌رود، همانند کسى است که موجب خشم او مى‌شود و مکان او جهنم، آن سرانجام بد است؟///پس آیا کسى که در طلب رضاى خداست همانند کسى است که دچار خشم خدا شده و جاى او جهنم است؟ و بد سر انجامى است///آیا کسى که خشنودى خدا را پیروى مى‌کند، چون کسى است که به خشمى از خدا دچار گردیده و جایگاهش جهنم است؟ و چه بد بازگشتگاهى است.///آیا کسى که در پى خشنودى خداوند است، مانند کسى است که به خشم و غضب خدا دچار گشته و جایگاه او جهنم است؟ و چه بد بازگشت‌گاهى است!///آیا کسی که (به ایمان) در راه رضای خدا قدم بردارد مانند کسی است که (به کفر) راه غضب خدا پیماید؟ که منزلگاه او جهنم است و بسیار بد جایگاهی است.///آیا کسی که جویای خشنودی الهی است همانند کسی است که سزاوار خشم الهی شده است؟ که سرا و سرانجامش جهنم است و چه بد سرانجامی است‌///آیا کسی که از رضای خدا پیروی کرده، همانند کسی است که به خشم و غضب خدا بازگشته؟! و جایگاه او جهنم، و پایان کار او بسیار بد است.///آیا کسی که پیرو خوشنودی خدا است مانند کسی است که بیانگیزد خشم خدا را و جایش دوزخ است و چه بد بازگشتگاهی است‌///پس آیا کسی که خشنودی خدا را پی می‌گیرد، همچون کسی است که به خشمی از خدا دچار گردیده و پناهگاهش جهنم است‌؟ و چه بد بازگشتگاهی است. quran_en_fa They are in varying gardens in the sight of Allah, and Allah sees well all that they do. همه آنان را [چه مؤمن، چه کافر] نزد خدا درجات و منزلت هایی [متفاوت] است، و خدا به آنچه انجام می‌دهند، بیناست.///همه آنان را [چه مؤمن، چه کافر] نزد خدا درجات و منزلت هایی [متفاوت] است، و خدا به آنچه انجام می‌دهند، بیناست.///این دو گروه را نزد خدا درجاتى است گوناگون و او به کارهایشان آگاه است.///آنها [خود] در پیشگاه خدا منزلت‌ها و مقاماتى هستند و خدا به آنچه مى‌کنند بیناست/// [هر یک از] ایشان را نزد خداوند درجاتى است، و خدا به آنچه مى‌کنند بیناست.///آنان نزد خداوند [داراى] مقام و درجاتى هستند و خداوند به آنچه انجام مى‌دهند، بیناست.///این دو گروه را (به مراتب ایمان و کفر) نزد خدا درجات (مختلفه) است و خدا به هر چه می‌کنند بیناست.///آنان را در نزد خداوند درجات [متفاوت‌] است و خداوند به آنچه می‌کنند بیناست‌///هر یک از آنان، درجه و مقامی در پیشگاه خدا دارند؛ و خداوند به آنچه انجام می‌دهند، بیناست.///آنانند بر پایه هائی نزد خدا و خدا بینا است بدانچه می‌کنند///ایشان نزد خدا درجاتی هستند، و خدا به آنچه می‌کنند بیناست‌. quran_en_fa Allah did confer a great favour on the believers when He sent among them a messenger from among themselves, rehearsing unto them the Signs of Allah, sanctifying them, and instructing them in Scripture and Wisdom, while, before that, they had been in manifest error. یقینا خدا بر مؤمنان منت نهاد که در میان آنان پیامبری از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنان می‌خواند و [از آلودگی‌های فکری و روحی] پاکشان می‌کند، و کتاب و حکمت به آنان می‌آموزد، و به راستی که آنان پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند.///یقینا خدا بر مؤمنان منت نهاد که در میان آنان پیامبری از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنان می‌خواند و [از آلودگی‌های فکری و روحی] پاکشان می‌کند، و کتاب و حکمت به آنان می‌آموزد، و به راستی که آنان پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند.///خدا بر مؤمنان انعام فرمود، آنگاه که از خودشان به میان خودشان پیامبرى مبعوث کرد تا آیاتش را بر آنها بخواند و پاکشان سازد و کتاب و حکمتشان بیاموزد، هر چند از آن پیش در گمراهى آشکارى بودند.///به راستى خدا بر مؤمنان منت نهاد آن‌گاه که در میانشان پیامبرى از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و پاکشان کند و کتاب و حکمتشان بیاموزد، در حالى که بى‌تردید از پیش در گمراهى آشکارى بودند///به یقین، خدا بر مؤمنان منت نهاد [که‌] پیامبرى از خودشان در میان آنان برانگیخت، تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد، قطعا پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند.///خداوند بر مؤمنان منت نهاد که در میان آنها پیامبرى از خودشان برانگیخت، تا آیات او را بر آنها تلاوت کند و ایشان را پاک سازد و رشد دهد و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد، هر چند که پیش از آن، در گمراهى آشکارى بودند.///خدا بر اهل ایمان منت گذاشت که رسولی از خودشان در میان آنان برانگیخت که بر آنها آیات او را تلاوت می‌کند و آنان را پاک می‌گرداند و به آنها علم کتاب (احکام شریعت) و حقایق حکمت می‌آموزد، و همانا پیش از آن در گمراهی آشکار بودند.///خداوند بر مؤمنان منت نهاد [و نعمت داد] که پیامبری از میان خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنان می‌خواند و پاکیزه‌شان می‌دارد و به آنان کتاب و حکمت می‌آموزد، در حالی که در گذشته در گمراهی آشکاری بودند///خداوند بر مؤمنان منت نهاد [= نعمت بزرگی بخشید] هنگامی که در میان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت؛ که آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد؛ هر چند پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند.///همانا منت نهاد خدا بر مؤمنان هنگامی که برانگیخت در ایشان فرستاده‌ای پیمبری از خود ایشان تا بخواند بر ایشان آیتهای او را و پاک سازد ایشان را و بیاموزدشان کتاب و حکمت را و اگر چه بودند پیش از آن در گمراهیی آشکار///بی‌گمان، خدا بر مؤمنان همی منت نهاد؛ چون پیامبری از خودشان در میانشان برانگیخت که آیات خدا را برایشان می‌خواند، و پاکشان می‌گرداند و کتاب و حکمت به آنان می‌آموزد، گرچه پیش از آن در ژرفای گمراهی آشکارگری بوده‌اند. quran_en_fa What! When a single disaster smites you, although ye smote (your enemies) with one twice as great, do ye say?- "Whence is this?" Say (to them): "It is from yourselves: For Allah hath power over all things." آیا زمانی که [در جنگ احد] آسیبی به شما رسید که بی تردید دو برابرش را [در جنگ بدر به دشمن] رساندید، [از روی بی صبری، جزع، ناراحتی و اضطراب] می‌گویید: این آسیب چگونه و از کجاست؟ بگو: از ناحیه خود شماست [که بر اثر سستی در جنگ، نافرمانی از پیامبر، نزاع و اختلاف، به شما رسید]. یقینا خدا بر هر کاری تواناست.///آیا زمانی که [در جنگ احد] آسیبی به شما رسید که بی تردید دو برابرش را [در جنگ بدر به دشمن] رساندید، [از روی بی صبری، جزع، ناراحتی و اضطراب] می‌گویید: این آسیب چگونه و از کجاست؟ بگو: از ناحیه خود شماست [که بر اثر سستی در جنگ، نافرمانی از پیامبر، نزاع و اختلاف، به شما رسید]. یقینا خدا بر هر کاری تواناست.///و آیا هنگامى که آسیبى به شما رسید که شما خود دوچند آن رسانده بودید، گفتید: این آسیب از کجا رسید؟ بگو: از جانب خودتان. هر آینه خدا بر هر چیزى تواناست.///آیا هنگامى که به شما مصیبتى رسید که قطعا دو چندانش را [در جنگ بدر به دشمن‌] وارد ساخته بودید گفتید: این [مصیبت‌] از کجاست؟ بگو: آن از ناحیه خود شماست، [که سنگر را خالى کردید] همانا خدا بر هر کارى تواناست///آیا چون به شما [در نبرد احد] مصیبتى رسید - [با آنکه در نبرد بدر] دو برابرش را [به دشمنان خود] رساندید- گفتید: «این [مصیبت‌] از کجا [به ما رسید]؟» بگو: «آن از خود شما [و ناشى از بى‌انضباطى خودتان‌] است.» آرى! خدا به هر چیزى تواناست.///آیا هنگامی که [در جنگ احد] مصیبتى به شما رسید که دو برابرش را [در جنگ بدر به دشمن] وارد ساخته بودید، می‌گویید: «این مصیبت از کجاست؟» بگو: «آن از سوى خود شماست. خداوند بر هر کارى تواناست.»///آیا هر گاه به شما آسیبی رسد در صورتی که دو برابر آن آسیب را به دشمنان رساندید (باز از روی تعجب) گویید: این از کجاست؟ بگو: این مصیبت از دست خود کشیدید، همانا خدا بر هر چیز تواناست.///آیا هنگامی که به شما مصیبتی رسید که دو چندان آن را [بر دشمنان خود] وارد آورده بودید، می‌گویید این از کجاست؟ بگو این از سوی خودتان است [و] خداوند بر هر کاری تواناست‌///آیا هنگامی که مصیبتی (در میدان جنک احد) به شما رسید، در حالی که دو برابر آن را (در میدان جنگ بدر بر دشمن) وارد ساخته بودید، گفتید: «این مصیبت از کجاست؟!» بگو: «از ناحیه خود شماست (که در میدان جنگ احد، با دستور پیامبر مخالفت کردید)! خداوند بر هر چیزی قادر است. (و چنانچه روش خود را اصلاح کنید، در آینده شما را پیروز می‌کند.)»///آیا چنین است که هرگاه برسد شما را پیش آمدی که شما رسانده باشید دوبرابر آن را گوئید از کجاست این بگو آن از نزد خود شما است همانا خدا بر همه چیز است توانا///آیا و هنگامی که به شما (در نبرد احد) مصیبتی در رسید - که همواره دو برابرش را (به دشمنان خود) رساندید - گفتید: «(این) از کجاست؟» بگو: «آن از خود شما (و ناشی از نافرمانی خودتان) است.» به‌راستی خدا به هر چیزی تواناست. quran_en_fa What ye suffered on the day the two armies Met, was with the leave of Allah, in order that He might test the believers,- و آنچه [در جنگ احد] روزی که دو گروه [مؤمن و مشرک] با هم رویاروی شدند به شما رسید به اذن خدا بود، [تا شما را امتحان کند] و مؤمنان را معلوم و مشخص نماید.///و آنچه [در جنگ احد] روزی که دو گروه [مؤمن و مشرک] با هم رویاروی شدند به شما رسید به اذن خدا بود، [تا شما را امتحان کند] و مؤمنان را معلوم و مشخص نماید.///آنچه در روز برخورد آن دو گروه به شما رسید، به اذن خدا بود، تا مؤمنان را معلوم دارد،///و آنچه روز برخورد آن دو گروه [در جنگ احد] به شما رسید، به اذن خدا بود و تا مؤمنان [واقعى‌] را باز شناسد///و روزى که [در احد] آن دو گروه با هم برخورد کردند، آنچه به شما رسید به اذن خدا بود [تا شما را بیازماید] و مؤمنان را معلوم بدارد؛///و آنچه [در احد،] روزى که دو گروه با هم نبرد کردند، به شما رسید، به اذن خدا بود [تا شما را آزمایش کند] و مؤمنان را مشخص نماید.///و آنچه در روز (احد هنگام) مقابله دو صف کارزار به شما رسید به قضا و مشیت نافذ خدا بود (تا آنکه بیازماید اهل ایمان را) و تا معلوم کند چه کسانی ثابت‌قدم در ایمانند.///و آنچه در روز برخورد دو گروه [غزوه احد] به شما رسید، به اذن الهی بود، تا مؤمنان را معلوم بدارد///و آنچه (در روز احد،) در روزی که دو دسته [= مؤمنان و کافران‌] با هم نبرد کردند به شما رسید، به فرمان خدا (و طبق سنت الهی) بود؛ و برای این بود که مؤمنان را مشخص کند.///و آنچه به شما رسید روز تلاقی دو سپاه همانا به اذن خدا بود و تا بشناسد مؤمنان را///و روزی که (در احد) آن دو گروه به هم برخوردند، آنچه به شما رسید به اذن خدا بود (تا شما را بیازماید) و مؤمنان را نشانه‌ای نهد. quran_en_fa And the Hypocrites also. These were told: "Come, fight in the way of Allah, or (at least) drive (The foe from your city)." They said: "Had we known how to fight, we should certainly have followed you." They were that day nearer to Unbelief than to Faith, saying with their lips what was not in their hearts but Allah hath full knowledge of all they conceal. و نیز کسانی را که نفاق و دورویی ورزیدند، معلوم و مشخص کند. و به آنان گفته شد: بیایید در راه خدا بجنگید یا [از مدینه و کیان جامعه] دفاع کنید. گفتند: اگر جنگیدن می‌دانستیم، قطعا از شما پیروی می‌کردیم. آنان در آن روز به کفر نزدیک‌تر بودند تا ایمان. به زبانشان چیزی را می‌گویند که در دل هایشان نیست؛ و خدا به آنچه پنهان می‌کنند، داناتر است.///و نیز کسانی را که نفاق و دورویی ورزیدند، معلوم و مشخص کند. و به آنان گفته شد: بیایید در راه خدا بجنگید یا [از مدینه و کیان جامعه] دفاع کنید. گفتند: اگر جنگیدن می‌دانستیم، قطعا از شما پیروی می‌کردیم. آنان در آن روز به کفر نزدیک‌تر بودند تا ایمان. به زبانشان چیزی را می‌گویند که در دل هایشان نیست؛ و خدا به آنچه پنهان می‌کنند، داناتر است.///و آنان را نیز که نفاق ورزیدند، معلوم دارد. به آنها گفته مى‌شد: بیایید در راه خدا کارزار کنید یا به دفاع پردازید. مى‌گفتند: اگر یقین داشتیم که جنگى درمى‌گیرد، با شما مى‌آمدیم. آنان به کفر نزدیکترند تا به ایمان. به زبان چیزهایى مى‌گویند که به دل اعتقاد ندارند و خدا به آنچه در دل نهفته مى‌دارند آگاهتر است.///و تا معلوم دارد کسانى را که دورویى کردند و [چون‌] به آنان گفته شد: بیایید در راه خدا بجنگید یا دفاع کنید. گفتند: اگر مى‌دانستیم جنگى خواهد بود حتما شما را پیروى مى‌کردیم. آنها در آن روز به کفر نزدیک‌تر بودند تا به ایمان. به زبان چیزى مى‌گویند که در///همچنین کسانى را که دو رویى نمودند [نیز] معلوم بدارد. و به ایشان گفته شد: «بیایید در راه خدا بجنگید یا دفاع کنید.» گفتند: «اگر جنگیدن مى‌دانستیم مسلما از شما پیروى مى‌کردیم.» آن روز، آنان به کفر نزدیکتر بودند تا به ایمان. به زبان خویش چیزى مى‌گفتند که در دلهایشان نبود، و خدا به آنچه مى‌نهفتند داناتر است.///و [نیز] براى این بود که منافقان شناخته شوند، [کسانى که چون] به آنها گفته شد: «بیایید در راه خدا بجنگید، یا [لااقل از شهر خود] دفاع کنید.» گفتند: «اگر [فنون] جنگى را مى‌دانستیم، حتما از شما پیروى مى‌کردیم.» آنها در آن روز، به کفر نزدیک‌تر بودند تا به ایمان. با زبان خود چیزى مى‌گویند که در دلشان نیست. و خداوند به آنچه کتمان مى‌کنند، آگاه‌تر است.///و تا معلوم کند حال آنان که نفاق و دورویی کردند و (چون) به آنها گفته شد بیایید در راه خدا جهاد و یا دفاع کنید (عذر آوردند و) گفتند که اگر ما به فنون جنگی دانا بودیم از شما تبعیت نموده و به کارزار می‌آمدیم. اینان به کفر نزدیکترند تا به ایمان؛ به زبان چیزی اظهار کنند که در دل خلاف آن پنهان داشته‌اند، و خدا بر آنچه پنهان می‌دارند آگاه‌تر از خود آنهاست.///همچنین منافقان را، که چون به آنان گفته شد بیایید در راه خدا کارزار کنید یا به دفاع برخیزید، گفتند اگر می‌دانستیم جنگی خواهد بود، حتما از شما پیروی می‌کردیم، اینان در چنین روزی به کفر نزدیک‌تر بودند تا به ایمان، به زبان چیزی می‌گویند که در دلهایشان نیست و خداوند به آنچه نهان می‌دارند، داناتر است‌///و نیز برای این بود که منافقان شناخته شوند؛ آنهایی که به ایشان گفته شد: «بیایید در راه خدا نبرد کنید! یا (حداقل) از حریم خود، دفاع نمایید!» گفتند: «اگر می‌دانستیم جنگی روی خواهد داد، از شما پیروی می‌کردیم. (اما می‌دانیم جنگی نمی‌شود.)» آنها در آن هنگام، به کفر نزدیکتر بودند تا به ایمان؛ به زبان خود چیزی می‌گویند که در دلهایشان نیست! و خداوند از آنچه کتمان می‌کنند، آگاهتر است.///و بشناسد آنان را که نفاق ورزیدند و چون بدیشان گفته شد که بیائید پیکار کنید در راه خدا یا دفاع کنید گفتند اگر پیکاری می‌دانستیم پیروی می‌کردیم شما را آنان به کفر نزدیکترند در آن روز از ایمان گویند با دهانهای خویش آنچه را نیست در دلهاشان و خدا داناتر است بدانچه نهان می‌دارند///و (همچنین برای اینکه) کسانی را که دورویی نمودند (نیز) نشانه‌ای نهد و به ایشان گفته شد: «بیایید در راه خدا کشتار یا دفاع کنید.» گفتند: «اگر کشتاری می‌دانستیم، به‌راستی از شما پیروی می‌کردیم.» آن روز، آنان در آن هنگام (و هنگامه) به کفر نزدیکترند تا به ایمان. با دهان‌ها‌شان چیزی می‌گویند که در دل‌هاشان نیست. و خدا به آنچه پنهان می‌کنند داناتر است. quran_en_fa (They are) the ones that say, (of their brethren slain), while they themselves sit (at ease): "If only they had listened to us they would not have been slain." Say: "Avert death from your own selves, if ye speak the truth." همان کسانی که [از جنگ کناره گرفتند]، و در خانه‌های خود نشستند، و درباره برادرانشان گفتند: اگر از ما فرمان می‌بردند کشته نمی‌شدند. بگو: [چنانچه اختیار مرگ در دست شماست] پس مرگ را از خود دفع کنید، اگر راستگویید.///همان کسانی که [از جنگ کناره گرفتند]، و در خانه‌های خود نشستند، و درباره برادرانشان گفتند: اگر از ما فرمان می‌بردند کشته نمی‌شدند. بگو: [چنانچه اختیار مرگ در دست شماست] پس مرگ را از خود دفع کنید، اگر راستگویید.///به آنان که از جنگ باز ایستادند و درباره برادران خود گفتند که اگر سخن ما را شنیده بودند کشته نمى‌شدند، بگو: اگر راست مى‌گویید مرگ را از خود برانید.///[همان‌] کسانى که [در خانه‌] نشستند و به برادرانشان گفتند: اگر از ما پیروى مى‌کردند کشته نمى‌شدند. بگو: پس مرگ را از خود برانید اگر راست مى‌گویید///همان کسانى که [خود در خانه‌] نشستند و در باره دوستان خود گفتند: «اگر از ما پیروى مى‌کردند کشته نمى‌شدند.» بگو: «اگر راست مى‌گویید مرگ را از خودتان دور کنید.»///کسانى که [از جنگ سر باز زدند و در خانه‌هاى خود] نشستند، درباره برادران خود گفتند: «اگر از ما پیروى مى‌کردند، کشته نمى‌شدند.» به آنان بگو: «اگر راست مى‌گویید، مرگ را از خودتان دور سازید.»///آن کسانی که در جنگ با سپاه اسلام همراهی نکرده و درباره برادران خود گفتند: اگر آنان نیز سخنان ما را شنیده بودند (و به جنگ احد نرفته بودند) کشته نمی‌شدند، بگو: (شما که برای حفظ حیات دیگران چاره توانید کرد) مرگ را از خود دور کنید اگر راست می‌گویید.///اینان [کسانی هستند] که خود از جهاد تن زدند و در حق دوستانشان گفتند اگر از ما پیروی می‌کردند کشته نمی‌شدند، بگو اگر راست می‌گویید مرگ را از خودتان باز بدارید///(منافقان) آنها هستند که به برادران خود -در حالی که از حمایت آنها دست کشیده بودند- گفتند: «اگر آنها از ما پیروی می‌کردند، کشته نمی‌شدند!» بگو: «(مگر شما می‌توانید مرگ افراد را پیش‌بینی کنید؟!) پس مرگ را از خودتان دور سازید اگر راست می‌گویید!»///آنان که گفتند به برادرانشان و بازنشستند که اگر فرمان ما را می‌بردند کشته نمی‌شدند بگو پس دور کنید از خویشتن مرگ را اگر هستید راستگویان‌///(همان) کسانی که درباره‌ی برادرانشان [: هم مسلکانشان] - حال آنکه در خانه‌هاشان نشسته بودند - گفتند: «اگر از ما پیروی می‌کردند کشته نمی‌شدند.» بگو: «اگر (از) راستان بوده‌اید مرگ را از خودتان دور کنید.» quran_en_fa Think not of those who are slain in Allah's way as dead. Nay, they live, finding their sustenance in the presence of their Lord; و هرگز گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدند مرده‌اند، بلکه زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.///و هرگز گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدند مرده‌اند، بلکه زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.///کسانى را که در راه خدا کشته شده‌اند مرده مپندار، بلکه زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى‌شوند.///و کسانى را که در راه خدا کشته شده‌اند مرده مپندار، بلکه آنها زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى‌شوند///هرگز کسانى را که در راه خدا کشته شده‌اند، مرده مپندار، بلکه زنده‌اند که نزد پروردگارشان روزى داده مى‌شوند.///و هرگز گمان مبر کسانى که در راه خدا کشته شده‌اند، مرده‌اند؛ بلکه آنها زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى‌شوند.///البته نپندارید که شهیدان راه خدا مرده‌اند، بلکه زنده‌اند (به حیات ابدی و) در نزد خدا متنعم خواهند بود.///و کسانی را که در راه خدا کشته شده‌اند، مرده مپندار، بلکه اینان زنده‌اند و در نزد پروردگارشان روزی دارند///(ای پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.///و نپندارید آنان را که کشته شدند در راه خدا مردگان بلکه زندگانند نزد پروردگار خویش روزیمندان‌///هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شده‌اند، مردگان مپندار، بلکه زندگانی هستند (که) نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند؛ quran_en_fa They rejoice in the bounty provided by Allah: And with regard to those left behind, who have not yet joined them (in their bliss), the (Martyrs) glory in the fact that on them is no fear, nor have they (cause to) grieve. در حالی که خدا به آنچه از بخشش و احسان خود به آنان عطا کرده شادمانند، و برای کسانی که از پی ایشانند و هنوز به آنان نپیوسته‌اند [و سرانجام به شرف شهادت نایل می‌شوند] شادی می‌کنند، که نه بیمی بر آنان است ونه اندوهگین می‌شوند.///در حالی که خدا به آنچه از بخشش و احسان خود به آنان عطا کرده شادمانند، و برای کسانی که از پی ایشانند و هنوز به آنان نپیوسته‌اند [و سرانجام به شرف شهادت نایل می‌شوند] شادی می‌کنند، که نه بیمی بر آنان است ونه اندوهگین می‌شوند.///از فضیلتى که خدا نصیبشان کرده است شادمانند. و براى آنها که در پى‌شان هستند و هنوز به آنها نپیوسته‌اند خوشدلند که بیمى بر آنها نیست و اندوهگین نمى‌شوند.///آنان به نعمتى که خدا ارزانى‌شان داشته خوشحالند، و از [سرنوشت‌] همرزمانى که هنوز به آنها ملحق نشده‌اند شادمانند [مى‌دانند] که نه بیمى بر آنهاست و نه اندوهگین مى‌شوند///به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است شادمانند، و براى کسانى که از پى ایشانند و هنوز به آنان نپیوسته‌اند شادى مى‌کنند که نه بیمى بر ایشان است و نه اندوهگین مى‌شوند.///آنان به خاطر آنچه خداوند از فضل خود به آنها داده، شادمانند و به کسانى که به دنبال ایشانند، ولى هنوز به آنها ملحق نشده‌اند، مژده مى‌دهند که نه ترسى بر آنهاست و نه اندوهى خواهند داشت.///آنان به فضل و رحمتی که خدا نصیبشان گردانیده شادمانند، و دلشادند به حال آن مؤمنان که هنوز به آنها نپیوسته‌اند و بعدا در پی آنها به سرای آخرت خواهند شتافت که بیمی بر آنان نیست و غمی نخواهند داشت.///از آنچه خداوند از لطف خویش به آنان بخشیده شادمانند، و از احوال کسانی که به دنبالند و هنوز به آنان نپیوسته‌اند خوشوقتند، چرا که نه بیمی بر آنهاست و نه اندوهگین می‌شوند///آنها بخاطر نعمتهای فراوانی که خداوند از فضل خود به ایشان بخشیده است، خوشحالند؛ و بخاطر کسانی که هنوز به آنها ملحق نشده‌اند [= مجاهدان و شهیدان آینده]، خوشوقتند؛ (زیرا مقامات برجسته آنها را در آن جهان می‌بینند؛ و می‌دانند) که نه ترسی بر آنهاست، و نه غمی خواهند داشت.///شادمانند بدانچه خدا از فضل خود بدیشان ارزانی داشته و به خود مژده دهند بدانان که هنوز بدیشان نپیوسته‌اند از پشت سر ایشان که نه بیمی بر ایشان است و نه اندوهگین شوند///حال آنکه به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است شادمانند و برای کسانی که (هنوز) به آنان - از پی ایشان- نپیوسته‌اند طلب بشارت و نوید می‌کنند که نه بیمی بر ایشان است و نه ایشا‌ن اندوهگین می‌شوند. quran_en_fa They glory in the Grace and the bounty from Allah, and in the fact that Allah suffereth not the reward of the Faithful to be lost (in the least). [شهیدان] به نعمت و فضلی از سوی خدا و اینکه خدا پاداش مؤمنان را تباه نمی‌کند، شادمان و مسرورند.///[شهیدان] به نعمت و فضلی از سوی خدا و اینکه خدا پاداش مؤمنان را تباه نمی‌کند، شادمان و مسرورند.///آنان را مژده نعمت و فضل خدا مى‌دهند و خدا پاداش مؤمنان را تباه نمى‌کند.///آنها به نعمت و کرم خدا و این که خدا پاداش مؤمنان را تباه نمى‌کند شادمانند///بر نعمت و فضل خدا و اینکه خداوند پاداش مؤمنان را تباه نمى‌گرداند، شادى مى‌کنند.///[آیندگان را] به نعمت و فضل خدا مژده مى‌دهند. و این که خداوند پاداش مؤمنان را تباه نمى‌کند.///دلشادند به نعمت و فضل خدا و این که خداوند اجر اهل ایمان را هرگز ضایع نگذارد.///و به نعمت و بخشش الهی شادمانند و به اینکه خداوند پاداش مؤمنان را تباه نمی‌گرداند///و از نعمت خدا و فضل او (نسبت به خودشان نیز) مسرورند؛ و (می‌بینند که) خداوند، پاداش مؤمنان را ضایع نمی‌کند؛ (نه پاداش شهیدان، و نه پاداش مجاهدانی که شهید نشدند).///شادمانی کنند به نعمتی از خدا و فضلی و آنکه خدا تباه نمی‌کند پاداش مؤمنان را///به نعمت و فضیلتی از خدا - و اینکه خدا پاداش مؤمنان را تباه نمی‌گرداند- بشارت می‌خواهند؛ quran_en_fa Of those who answered the call of Allah and the Messenger, even after being wounded, those who do right and refrain from wrong have a great reward;- برای نیکوکاران و تقواپیشگان از کسانی که خدا و رسول را پس از آنکه زخم و جراحت به آنان رسیده بود [برای جنگی دیگر بعد از جنگ احد] اجابت کردند، پاداشی بزرگ است.///برای نیکوکاران و تقواپیشگان از کسانی که خدا و رسول را پس از آنکه زخم و جراحت به آنان رسیده بود [برای جنگی دیگر بعد از جنگ احد] اجابت کردند، پاداشی بزرگ است.///از میان آن کسان که پس از زخم‌خوردن باز هم فرمان خدا و رسولش را اجابت کردند، آنان که نیکوکار باشند و از خداى بترسند مزدى بزرگ دارند.///کسانى که دعوت خدا و پیامبر را بعد از اصابت زخم [در احد] گردن نهادند، براى نیکوکاران و پرهیزکارانشان پاداشى بزرگ است///کسانى که [در نبرد احد] پس از آنکه زخم برداشته بودند، دعوت خدا و پیامبر [او] را اجابت کردند، براى کسانى از آنان که نیکى و پرهیزگارى کردند پاداشى بزرگ است.///آنان که دعوت خدا و پیامبر را [براى شرکت دوباره در جهاد علیه کفار] پذیرفتند، با آن که جراحاتى به آنان رسیده بود، براى کسانى از آنها، که نیکى کردند و پرهیزکار بودند، پاداش بزرگى است.///آنان که دعوت خدا و رسول را اجابت کنند پس از آنکه به آنها رنج و الم رسید، از آنها هر کس نیکوکار و پرهیزکار شد اجر عظیم خواهد یافت.///کسانی که پس از آنکه به آنان رنج و آسیب رسید به حکم خداوند و پیامبر گردن نهادند برای نیکوکاران و پرهیزگارانشان پاداشی بزرگ [مقرر گردیده‌] است‌///آنها که دعوت خدا و پیامبر (ص) را، پس از آن همه جراحاتی که به ایشان رسید، اجابت کردند؛ (و هنوز زخمهای میدان احد التیام نیافته بود، به سوی میدان «حمرار الاسد» حرکت نمودند؛) برای کسانی از آنها، که نیکی کردند و تقوا پیش گرفتند، پاداش بزرگی است.///آنان که دعوت خدا و رسول را اجابت کردند از پس آنچه زخم بدیشان رسید برای آنان که نکوکاری و پرهیزکاری کردند از ایشان است پاداشی بزرگ‌///کسانی که (در نبرد احد) – پس از آنکه زخم برداشتند – دعوت خدا و پیامبر (ش) را اجابت کردند. برای کسانی از آنان که نیکی و پرهیزگاری کردند پاداشی بزرگ است. quran_en_fa Men said to them: "A great army is gathering against you": And frightened them: But it (only) increased their Faith: They said: "For us Allah sufficeth, and He is the best disposer of affairs." همان کسانی که مردم [منافق و عوامل نفوذی دشمن] به آنان گفتند: لشکری انبوه از مردم [مکه] برای جنگ با شما گرد آمده‌اند، از آنان بترسید. ولی [این تهدید] بر ایمانشان افزود، و گفتند: خدا ما را بس است، و او نیکو وکیل و [نیکو کارگزاری] است.///همان کسانی که مردم [منافق و عوامل نفوذی دشمن] به آنان گفتند: لشکری انبوه از مردم [مکه] برای جنگ با شما گرد آمده‌اند، از آنان بترسید. ولی [این تهدید] بر ایمانشان افزود، و گفتند: خدا ما را بس است، و او نیکو وکیل و [نیکو کارگزاری] است.///کسانى که مردم گفتندشان که مردم براى جنگ با شما گرد آمده‌اند، از آنها بترسید، و این سخن بر ایمانشان بیفزود و گفتند: خدا ما را بسنده است و چه نیکو یاورى است.///همان کسانى که وقتى مردم به آنها گفتند: مشرکین در برابر شما گرد آمده‌اند، پس از آنان بترسید، [به جاى ترس‌] بر ایمانشان افزود و گفتند: خداوند ما را بس است و نیکو حمایتگرى است///همان کسانى که [برخى از] مردم به ایشان گفتند: «مردمان براى [جنگ با] شما گرد آمده‌اند؛ پس، از آن بترسید.» و [لى این سخن‌] بر ایمانشان افزود و گفتند: «خدا ما را بس است و نیکو حمایتگرى است.»///[همان] کسانى که مردم [منافق] به ایشان گفتند: «بى‌شک مردم [کافر مکه] علیه شما گرد آمده­اند، پس از آنان بترسید.» [اما این سخن، به جاى ترس] بر ایمانشان افزود و گفتند: «خداوند ما را بس است و او چه خوب نگهبان و یاورى است!»///آن مؤمنانی که چون مردم (منافق) به آنها گفتند: لشکری بسیار بر علیه شما مؤمنان فراهم شده، از آنان در اندیشه و بر حذر باشید، (این تبلیغات) بر ایمانشان بیفزود و گفتند: تنها خدا ما را کفایت کند و او نیکو وکیل و کارسازی است.///همان کسانی که چون بعضی به ایشان گفتند که مردمان [مشرکان مکه‌] در برابر شما گرد آمده‌اند از آنان بترسید [به جای ترس و بددلی، این کار] بر ایمانشان افزود و گفتند خداوند ما را بس و چه نیکوکار ساز است‌///اینها کسانی بودند که (بعضی از) مردم، به آنان گفتند: «مردم [= لشکر دشمن] برای (حمله به) شما اجتماع کرده‌اند؛ از آنها بترسید!» اما این سخن، بر ایمانشان افزود؛ و گفتند: «خدا ما را کافی است؛ و او بهترین حامی ماست.»///آنان که گفتند بدیشان مردم که مردم بسیج کردند برای شما پس بترسیدشان پس بیفزود آنان را ایمان و گفتند بس است ما را خدا و چه خوب کارگزاری است‌///(همان) کسانی که مردمی به ایشان گفتند: «مردمان برای (جنگ با) شما (نیرو) گرد آورده‌اند، پس از آنان بترسید.» پس (این سخن) بر ایمانشان افزود و گفتند: «خدا ما را بس است و چه کارگزار نیکی است.» quran_en_fa And they returned with Grace and bounty from Allah: no harm ever touched them: For they followed the good pleasure of Allah: And Allah is the Lord of bounties unbounded. پس با نعمت و بخششی از سوی خدا [از میدان جنگ] بازگشتند، در حالی که هیچ گزند و آسیبی به آنان نرسیده بود، و از خشنودی خدا پیروی کردند؛ و خدا دارای فضلی بزرگ است.///پس با نعمت و بخششی از سوی خدا [از میدان جنگ] بازگشتند، در حالی که هیچ گزند و آسیبی به آنان نرسیده بود، و از خشنودی خدا پیروی کردند؛ و خدا دارای فضلی بزرگ است.///پس از جنگ بازگشتند، در حالى که نعمت و فضل خدا را به همراه داشتند و هیچ آسیبى به آنها نرسیده بود. اینان به راه خشنودى خدا رفتند و خدا را بخشایشى عظیم است.///در نتیجه با نعمت و تفضل خدا بازگشتند، بى‌آن که زیانى به آنها برسد، و در پى رضاى خدا بودند، و خدا صاحب بخشش بى‌کران است///پس با نعمت و بخششى از جانب خدا، [از میدان نبرد] بازگشتند، در حالى که هیچ آسیبى به آنان نرسیده بود، و همچنان خشنودى خدا را پیروى کردند، و خداوند داراى بخششى عظیم است.///پس به واسطه‌ی نعمت و فضل خداوند، [مجروحانى که براى بار دوم آماده دفاع شدند، بدون بروز جنگ، به مقر خود] بازگشتند، در حالى که هیچ گزندى به آنان نرسید و [همچنان] خشنودی خدا را دنبال کردند. و خداوند صاحب فضل بزرگى است.///آن گروه مؤمنان با نعمت و فضل خدا در حالی بازگشتند که بر آنان هیچ الم و رنجی پیش نیامد و پیرو رضای خدا شدند، و خدا صاحب فضل و رحمتی بزرگ است.///آنگاه به فضل و نعمت الهی باز گشتند و آسیبی به آنان نرسید و همچنان جویای خشنودی الهی بودند و خداوند دارای بخشش و بخشایش بیکران است‌///به همین جهت، آنها (از این میدان،) با نعمت و فضل پروردگارشان، بازگشتند؛ در حالی که هیچ ناراحتی به آنان نرسید؛ و از رضای خدا، پیروی کردند؛ و خداوند دارای فضل و بخشش بزرگی است.///پس بازگشتند به نعمتی از خدا و فضلی نرسیدشان گزندی و پیروی کردند خوشنودی خدا را و خدا است دارای فضلی بزرگ‌///پس با نعمت و فضیلتی از جانب خدا، (از میدان نبرد) بازگشتند، در حالی که هیچ آسیبی به آنان نرسیده بود و خشنودی خدا را پیروی کردند. و خدا دارای فضیلتی بزرگ است. quran_en_fa It is only the Evil One that suggests to you the fear of his votaries: Be ye not afraid of them, but fear Me, if ye have Faith. در حقیقت این شیطان است که دوستانش را [با شایعه پراکنی و گفتار وحشت زا، از رفتن به جهاد] می‌ترساند؛ پس اگر مؤمن هستید از آنان نترسید و از من بترسید.///در حقیقت این شیطان است که دوستانش را [با شایعه پراکنی و گفتار وحشت زا، از رفتن به جهاد] می‌ترساند؛ پس اگر مؤمن هستید از آنان نترسید و از من بترسید.///آن شیطان است که در دل دوستان خود بیم مى‌افکند. اگر ایمان آورده‌اید از آنها مترسید، از من بترسید.///جز این نیست که این شیطان است که یاران خود را مى‌ترساند، پس اگر مؤمنید از آنان نترسید و از من بترسید///در واقع، این شیطان است که دوستانش را مى‌ترساند؛ پس اگر مؤمنید از آنان مترسید و از من بترسید.///همانا این شیطان است که دوستان خویش را [از قدرت کفار] مى‌ترساند، پس اگر ایمان دارید، از آنان نترسید و فقط از [مخالفت] من بترسید.///تنها این شیطان است که می‌ترساند دوستداران خود را، شما مسلمانان از آنان بیم و اندیشه مکنید و از من بترسید اگر اهل ایمانید.///آن شیطان است که دوستدارانش را می‌ترساند، اگر مؤمنید از آنان نترسید و از من بترسید///این فقط شیطان است که پیروان خود را (با سخنان و شایعات بی‌اساس،) می‌ترساند. از آنها نترسید! و تنها از من بترسید اگر ایمان دارید!///نیست آن جز شیطان که می‌ترساند دوستان خویش را پس نترسید او را و مرا بترسید اگر هستید مؤمنان‌///تنها، این شیطان است که دوستان و پیروانش را (از اینان) می‌ترساند. پس اگر مؤمنید از آنان مترسید، و از من بهراسید. quran_en_fa Let not those grieve thee who rush headlong into Unbelief: Not the least harm will they do to Allah: Allah's plan is that He will give them no portion in the Hereafter, but a severe punishment. و مبادا آنان که در کفر می‌شتابند، تو را اندوهگین کنند، آنان هرگز به خدا هیچ زیانی نمی‌رسانند، خدا می‌خواهد [به سزای کفرشان] هیچ بهره‌ای در آخرت برای آنان قرار ندهد، و برای آنان عذابی بزرگ است.///و مبادا آنان که در کفر می‌شتابند، تو را اندوهگین کنند، آنان هرگز به خدا هیچ زیانی نمی‌رسانند، خدا می‌خواهد [به سزای کفرشان] هیچ بهره‌ای در آخرت برای آنان قرار ندهد، و برای آنان عذابی بزرگ است.///آنان که به کفر مى‌شتابند تو را غمگین نسازند. اینان هیچ زیانى به خدا نمى‌رسانند. خدا مى‌خواهد آنها را در آخرت بى‌بهره گرداند، و برایشان عذابى است بزرگ.///و کسانى که به کفر مى‌شتابند تو را اندوهگین نکنند، که آنها هرگز ضررى به خدا نمى‌رسانند. خدا مى‌خواهد براى ایشان در آخرت بهره‌اى قرار ندهد و براى آنها عذاب بزرگى است///و کسانى که در کفر مى‌کوشند، تو را اندوهگین نسازند؛ که آنان هرگز به خدا هیچ زیانى نمى‌رسانند. خداوند مى‌خواهد در آخرت براى آنان بهره‌اى قرار ندهد، و براى ایشان عذابى بزرگ است.///و [اى پیامبر!] کسانى که در راه کفر مى‌شتابند، تو را اندوهگین نکنند. آنان هرگز به خداوند زیانى نمى‌رسانند. خداوند می‌خواهد که براى آنها در قیامت هیچ بهره‌اى قرار ندهد و براى آنان عذابى بزرگ است.///(ای پیغمبر) تو اندوهناک مباش که گروهی به راه کفر می‌شتابند، آنها هرگز زیانی به خدا نرسانند و خدا می‌خواهد آنها را در آخرت هیچ نصیبی ندهد، و نصیبشان عذاب بزرگ و سخت دوزخ خواهد بود.///و کسانی که در کفر می‌کوشند، تو را اندوهگین نکنند، اینان هرگز زیانی به خداوند نمی‌رسانند، خدا می‌خواهد که نصیبی برای آنان در آخرت نگذارد، و عذابی سهمگین [در پیش‌] دارند///کسانی که در راه کفر، شتاب میکنند، تو را غمگین نسازند! به یقین، آنها هرگز زیانی به خداوند نمی‌رسانند. (بعلاوه) خدا می‌خواهد (آنها را به حال خودشان واگذارد؛ و در نتیجه،) بهره‌ای برای آنها در آخرت قرار ندهد. و برای آنها مجازات بزرگی است!///اندوهگینت نکنند آنان که می‌شتابند در کفر هرگز زیان نرسانند خدا را به چیزی خدا خواهد که نگذارد برای ایشان بهره‌ای در آخرت و برای ایشان است عذابی بزرگ‌///و کسانی که در کفر شتاب می‌کنند، تو را اندوهگین نسازند. آنان، بی‌امان، هرگز به خدا هیچ زیانی نمی‌توانند برسانند. خدا می‌خواهد در آخرت برای آنان بهره‌ای قرار ندهد و برایشان عذابی بزرگ است. quran_en_fa Those who purchase Unbelief at the price of faith,- not the least harm will they do to Allah, but they will have a grievous punishment. مسلما کسانی که کفر را به بهای از دست دادن ایمان خریدند، هرگز به خدا هیچ زیانی نمی‌رسانند، و برای آنان عذابی دردناک است.///مسلما کسانی که کفر را به بهای از دست دادن ایمان خریدند، هرگز به خدا هیچ زیانی نمی‌رسانند، و برای آنان عذابی دردناک است.///هر آینه آنان که ایمان دادند و کفر خریدند، هیچ زیانى به خدا نمى‌رسانند و برایشان عذابى دردناک است.///به یقین کسانى که کفر را به ایمان خریدند هرگز به خدا ضررى نمى‌رسانند و براى آنها عذابى دردناک است///در حقیقت، کسانى که کفر را به [بهاى‌] ایمان خریدند، هرگز به خداوند هیچ زیانى نخواهند رسانید، و براى آنان عذابى دردناک است.///قطعا کسانى که کفر را به [بهای] ایمان خریدند، هرگز به خداوند زیانى نمى‌رسانند. و براى آنان عذاب دردناکى است.///آنان که خریدار کفر شدند به عوض ایمان، هرگز زیانی به خدا نمی‌رسانند، و آنان را عذابی دردناک است.///کسانی که کفر را به بهای ایمان خریدند هرگز به خداوند زیانی نمی‌رسانند و عذابی دردناک خواهند داشت‌///(آری،) کسانی که ایمان را دادند و کفر را خریداری کردند، هرگز به خدا زیانی نمی‌رسانند؛ و برای آنها، مجازات دردناکی است!///همانا آنان که خریدند کفر را به ایمان زیان نرسانند خدا را به چیزی و ایشان را است عذابی دردناک‌///بی‌چون کسانی که کفر را به (بهای) ایمان خریدند هرگز به خدا هیچ زیانی نتوانند رسانید و برایشان عذابی دردناک است. quran_en_fa Let not the Unbelievers think that our respite to them is good for themselves: We grant them respite that they may grow in their iniquity: But they will have a shameful punishment. و کسانی که کافر شدند، گمان نکنند مهلتی که به آنان می‌دهیم به سودشان خواهد بود، جز این نیست که مهلتشان می‌دهیم تا بر گناه خود بیفزایند، و برای آنان عذابی خوار کننده است.///و کسانی که کافر شدند، گمان نکنند مهلتی که به آنان می‌دهیم به سودشان خواهد بود، جز این نیست که مهلتشان می‌دهیم تا بر گناه خود بیفزایند، و برای آنان عذابی خوار کننده است.///کافران مپندارند که در مهلتى که به آنها مى‌دهیم خیر آنهاست. به آنها مهلت مى‌دهیم تا بیشتر به گناهانشان بیفزایند، و براى آنهاست عذابى خوارکننده.///و کافران هرگز مپندارند این مهلت که به ایشان مى‌دهیم به سود آنهاست، فقط مهلتشان مى‌دهیم تا بار گناه خود را افزون کنند و براى ایشان عذاب خفت بارى است///و البته نباید کسانى که کافر شده‌اند تصور کنند اینکه به ایشان مهلت مى‌دهیم براى آنان نیکوست؛ ما فقط به ایشان مهلت مى‌دهیم تا بر گناه [خود] بیفزایند، و [آنگاه‌] عذابى خفت‌آور خواهند داشت.///و کسانى که کافر شدند، مپندارند مهلتى که به آنان مى‌دهیم، برایشان خوب است، ما به آنان مهلت مى‌دهیم تا بر گناه [خود] بیافزایند و براى آنان عذابى خوارکننده است.///آنان که به راه کفر رفتند گمان نکنند که مهلتی که ما به آنها می‌دهیم به حال آنان بهتر خواهد بود، بلکه آنها را (برای امتحان) مهلت می‌دهیم تا بر گناه و سرکشی خود بیفزایند، و آنان را عذابی خوارکننده است.///و کافران هرگز مپندارند که چون مهلتشان می‌دهیم به سود آنان است، تنها [از آن روی‌] به آنان مهلت [و میدان‌] می‌دهیم که تا سرانجام بر گناهان خویش بیفزایند و عذاب خفت‌باری [در کمین‌] دارند///آنها که کافر شدند، (و راه طغیان پیش گرفتند،) تصور نکنند اگر به آنان مهلت می‌دهیم، به سودشان است! ما به آنان مهلت می‌دهیم فقط برای اینکه بر گناهان خود بیفزایند؛ و برای آنها، عذاب خوارکننده‌ای (آماده شده) است!///و نپندارند آنان که کفر ورزیدند مهلت‌دادن ما را بدانان نکوییی برای ایشان جز این نیست که مهلت دهیمشان تا بیفزایند در گناه و ایشان را است عذابی خوارکننده‌///و هرگز نباید کسانی که کافر شده‌اند بپندارند اینکه به ایشان همواره مهلت می‌دهیم به‌راستی برای آنان نیکوست. ما فقط به ایشان مهلت می‌دهیم، تا بر گناهشان بیفزایند و (آن‌گاه) عذابی خفت‌آور خواهند داشت. quran_en_fa Allah will not leave the believers in the state in which ye are now, until He separates what is evil from what is good nor will He disclose to you the secrets of the Unseen. But He chooses of His Messengers (For the purpose) whom He pleases. So believe in Allah. And His messengers: And if ye believe and do right, ye have a reward without measure. خدا بر آن نیست که مؤمنان را بر این [وضعی] که شما بر آن قرار دارید [که منافق از مؤمن، و خوب از بد مشخص و معلوم نیست] واگذارد، [بر آن است] تا پلید را از پاک [به سبب آزمایش‌های مختلف] جدا سازد. و خدا بر آن نیست که شما را بر غیب آگاه کند. ولی خدا از میان فرستادگانش هر کس را بخواهد [برای آگاه کردن به غیب] برمی گزیند، پس به خدا و فرستادگانش ایمان آورید. و اگر ایمان آورید و تقوا پیشه کنید، برای شما پاداشی بزرگ خواهد بود.///خدا بر آن نیست که مؤمنان را بر این [وضعی] که شما بر آن قرار دارید [که منافق از مؤمن، و خوب از بد مشخص و معلوم نیست] واگذارد، [بر آن است] تا پلید را از پاک [به سبب آزمایش‌های مختلف] جدا سازد. و خدا بر آن نیست که شما را بر غیب آگاه کند. ولی خدا از میان فرستادگانش هر کس را بخواهد [برای آگاه کردن به غیب] برمی گزیند، پس به خدا و فرستادگانش ایمان آورید. و اگر ایمان آورید و تقوا پیشه کنید، برای شما پاداشی بزرگ خواهد بود.///خدا بر آن نیست که شما مؤمنان را بدین حال که اکنون هستید رها کند. مى‌آزماید تا ناپاک را از پاک جدا سازد. و خدا بر آن نیست که شما را از غیب بیاگاهاند، ولى برخى از پیامبرانش را که خود بخواهد برمى‌گزیند. پس به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید. و اگر ایمان بیاورید و پرهیزگارى کنید، اجرى عظیم یابید.///خدا بر آن نیست که مؤمنان را بر این حال که شما هستید [و مؤمن و منافق باهمند] رها سازد، تا این که پلید را از پاک جداکند. و خدا بر آن نیست که شما را بر غیب آگاه سازد، و لیکن خدا از فرستادگان خود هر که را خواهد بر مى‌گزیند. بنابر این به خدا و رسولانش ای///خدا بر آن نیست که مؤمنان را به این [حالى‌] که شما بر آن هستید، واگذارد، تا آنکه پلید را از پاک جدا کند. و خدا بر آن نیست که شما را از غیب آگاه گرداند، ولى خدا از میان فرستادگانش هر که را بخواهد برمى‌گزیند. پس، به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید؛ و اگر بگروید و پرهیزگارى کنید، براى شما پاداشى بزرگ خواهد بود.///خداوند بر آن نیست که [شما] مؤمنان را به همین‌گونه که اکنون هستید، رها کند، مگر این که [با پیش آوردن آزمایش‌هاى پى در پى،] ناپاک را از پاک جدا سازد. و خداوند بر آن نیست که شما را بر غیب آگاه کند، [تا مؤمنان و منافقان را از این راه بشناسید،] بلکه از میان پیامبرانش [نیز]، هر کس را بخواهد [براى آگاهى از غیب] برمى‌گزیند، پس به خدا و پیامبرانش ایمان آورید و [بدانید] اگر ایمان بیاورید و تقوا پیشه کنید، براى شما پاداش بزرگى خواهد بود.///خداوند هرگز مؤمنان را بدین حال کنونی که برآنید وانگذارد تا آنکه (با آزمایش خود) بدسرشت را از پاک گوهر جدا کند. و خدا همه شما را از سر غیب آگاه نسازد و لیکن (به این مقام) از پیغمبران خود هر که را مشیت او تعلق گرفت برگزیند، پس شما به خدا و پیغمبرانش بگروید، که هر گاه ایمان آرید و پرهیزکار شوید اجر عظیم خواهید یافت.///خداوند نمی‌خواهد مؤمنان را به حالی که شما دارید رها کند، مگر آنکه پاک را از پلید جدا کند، و خداوند نمی‌خواهد شما را از غیب آگاه سازد، ولی هرکس را که بخواهد از پیامبرانش بر می‌گزیند، پس به خداوند و پیامبرانش ایمان بیاورید، و اگر ایمان بیاورید و پرهیزگاری کنید، پاداش بزرگی خواهید داشت‌///چنین نبود که خداوند، مؤمنان را به همان‌گونه که شما هستید واگذارد؛ مگر آنکه ناپاک را از پاک جدا سازد. و نیز چنین نبود که خداوند شما را از اسرار غیب، آگاه کند (تا مؤمنان و منافقان را از این راه بشناسید؛ این بر خلاف سنت الهی است؛) ولی خداوند از میان رسولان خود، هر کس را بخواهد برمیگزیند؛ (و قسمتی از اسرار نهان را که برای مقام رهبری او لازم است، در اختیار او می‌گذارد.) پس (اکنون که این جهان، بوته آزمایش پاک و ناپاک است،) به خدا و رسولان او ایمان بیاورید! و اگر ایمان بیاورید و تقوا پیشه کنید، پاداش بزرگی برای شماست.///نیست خدا که بازگذارد مؤمنان را بر آنچه شما برآنید تا جدا گرداند پلید را از پاکیزه (زشت از زیبا) و نبوده است خدا که آگاه سازد شما را بر ناپیدا و لکن خدا انتخاب می‌کند از فرستادگان خویش هر که را خواهد پس ایمان آرید به خدا و فرستادگانش و اگر ایمان آرید و پرهیزکاری کنید شما را هست پاداشی بزرگ‌///خدا بر آن نبوده است تا مؤمنان را به این (حالی) که شما بر آن هستید، واگذارد، تا آنکه پلید را از پاک جدا کند. و خدا بر آن نبوده است که شما را بر پنهان آگاه گرداند، ولی خدا از میان فرستادگانش هر که را بخواهد بر می‌گزیند. پس به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید و اگر بگروید و پرهیزگاری کنید، برایتان پاداشی بزرگ است. quran_en_fa And let not those who covetously withhold of the gifts which Allah Hath given them of His Grace, think that it is good for them: Nay, it will be the worse for them: soon shall the things which they covetously withheld be tied to their necks Like a twisted collar, on the Day of Judgment. To Allah belongs the heritage of the heavens and the earth; and Allah is well-acquainted with all that ye do. و کسانی که خدا به آنچه از فضلش به آنان داده بخل می‌ورزند، گمان نکنند که آن بخل به سود آنان است، بلکه آن بخل به زیانشان خواهد بود. به زودی آنچه به آن بخل ورزیدند در روز قیامت طوق گردنشان می‌شود. و میراث آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره مالکیت خداست، و خدا به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///و کسانی که خدا به آنچه از فضلش به آنان داده بخل می‌ورزند، گمان نکنند که آن بخل به سود آنان است، بلکه آن بخل به زیانشان خواهد بود. به زودی آنچه به آن بخل ورزیدند در روز قیامت طوق گردنشان می‌شود. و میراث آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره مالکیت خداست، و خدا به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///آنان که در نعمتى که خدا به آنها عطا کرده است بخل مى‌ورزند، مپندارند که در بخل ورزیدن برایشان خیر است. نه، شر است. در روز قیامت آنچه را که در بخشیدنش بخل مى‌ورزیدند چون طوقى به گردنشان خواهند آویخت. و از آن خداست میراث آسمانها و زمین و او به هر کارى که مى‌کنید آگاه است.///و کسانى که در بخشیدن آنچه خدا از فضل خود به آنها داده بخل مى‌ورزند، مپندارند که این کار به سودشان است، بلکه براى آنان شر است زودا که آنچه بخل ورزیده‌اند، در روز رستاخیز طوق گردنشان شود. و میراث آسمان‌ها و زمین از آن خداست، و خدا به آنچه مى‌کنید آگا///و کسانى که به آنچه خدا از فضل خود به آنان عطا کرده، بخل مى‌ورزند، هرگز تصور نکنند که آن [بخل‌] براى آنان خوب است، بلکه برایشان بد است. به زودى آنچه که به آن بخل ورزیده‌اند، روز قیامت طوق گردنشان مى‌شود. میراث آسمانها و زمین از آن خداست، و خدا به آنچه مى‌کنید آگاه است.///و کسانى که نسبت به [انفاق] آنچه خداوند از فضلش به آنان داده، بخل مى‌ورزند، گمان نکنند که [این بخل] به سود آنهاست، بلکه به زیان آنهاست. به زودى در روز قیامت، آنچه نسبت به آن بخل ورزیدند، [همانند] طوقى بر گردنشان آویخته مى‌شود. و میراث آسمان‌ها و زمین از آن خداست. و خداوند به آنچه انجام مى‌دهید، آگاه است.///آنان که بخل نموده و از مالی که خدا از فضل خویش به آنها داده حقوق فقیران را ادا نمی‌کنند گمان نکنند این بخل به نفع آنها خواهد بود بلکه به ضرر آنهاست، چه آنکه مالی که در آن بخل ورزند در قیامت زنجیر گردن آنها شود، و تنها خدا وارث آسمانها و زمین است و خدا به کردار شما آگاه است.///و کسانی که در بخشیدن از آنچه خدا از فضل خویش به آنان بخشیده، بخل می‌ورزند مپندارند که این کار به سودشان است، بلکه آن به زیان آنهاست، زودا که مایه بخلشان در روز قیامت [همچون طوق لعنت‌] گردنگیرشان شود، و میراث آسمانها و زمین از آن خداوند است، و خدا به آنچه می‌کنید آگاه است‌///کسانی که بخل می‌ورزند، و آنچه را خدا از فضل خویش به آنان داده، انفاق نمی‌کنند، گمان نکنند این کار به سود آنها است؛ بلکه برای آنها شر است؛ بزودی در روز قیامت، آنچه را نسبت به آن بخل ورزیدند، همانند طوقی به گردنشان می‌افکنند. و میراث آسمانها و زمین، از آن خداست؛ و خداوند، از آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///و نپندارند آنان که بخل ورزیدند بدانچه خدا از فضل خویش بدیشان ارزانی داشته آن را بهتر برای ایشان بلکه آن بدتر است برای ایشان بزودی گردن‌بندشان شود آنچه خودداری از دادن آن کردند روز قیامت و خدا را است میراث آسمانها و زمین و خدا بدانچه می‌کنید دانا است‌///و کسانی که - به آنچه خدا از فضل خود به آنان عطا کرده - بخل می‌ورزند، هرگز مپندارند (که) آن (بخل) برایشان خوب است؛ بلکه همان برایشان بد است، (و) به زودی آنچه که بدان بخل ورزیده‌اند، روز قیامت طوق گردنشان می‌گردد. میراث آسمان‌ها و زمین از آن خداست و خدا به آنچه می‌کنید آگاه است. quran_en_fa Allah hath heard the taunt of those who say: "Truly, Allah is indigent and we are rich!"- We shall certainly record their word and (their act) of slaying the prophets in defiance of right, and We shall say: "Taste ye the penalty of the Scorching Fire! محققا خدا سخن کسانی را که گفتند: «خدا نیازمند است و ما بی نیازیم»، شنید. بی تردید آنچه را گفتند، و [نیز] کشتن پیامبران را از روی ستم [در پرونده اعمالشان] می‌نویسیم، و [روز قیامت] می‌گوییم: عذاب سوزان را بچشید.///محققا خدا سخن کسانی را که گفتند: «خدا نیازمند است و ما بی نیازیم»، شنید. بی تردید آنچه را گفتند، و [نیز] کشتن پیامبران را از روی ستم [در پرونده اعمالشان] می‌نویسیم، و [روز قیامت] می‌گوییم: عذاب سوزان را بچشید.///هر آینه خدا شنید سخن آن کسان را که مى‌گفتند: خدا بینواست و ما توانگریم. گفتارشان را و نیز اینکه پیامبران را به ناحق مى‌کشتند، خواهیم نوشت، و گوییم: بچشید عذاب آتش سوزان را.///البته خدا سخن کسانى (یهودیان) را که گفتند: خدا فقیر است و ما توانگریم، شنید. آنچه را که گفتند و پیامبرانى را که به ناحق کشتند [به حسابشان‌] خواهیم نوشت و خواهیم گفت: بچشید عذاب سوزان را///مسلما خداوند، سخن کسانى را که گفتند: «خدا نیازمند است و ما توانگریم»، شنید. به زودى آنچه را گفتند، و بناحق کشتن آنان پیامبران را، خواهیم نوشت و خواهیم گفت: «بچشید عذاب سوزان را.»///به یقین، خداوند شنید سخن کسانى را که گفتند: «خدا فقیر است و ما توانگریم!» به زودى آنچه را گفتند، و [نیز] این که پیامبران را به ناحق کشتند، خواهیم نوشت و به آنان خواهیم گفت: «بچشید عذاب آتش سوزان را!»///هر آینه خدا شنید سخن (جاهلانه) آن کسان را که گفتند: خدا فقیر است و ما دارا. البته ما گفتارشان را ثبت خواهیم کرد با این گناه بزرگشان که انبیاء را به ناحق کشتند، و گوییم: بچشید عذاب آتش سوزان را.///آری خداوند سخن کسانی را که گفتند خدا فقیر است و ماییم که توانگریم، شنید، سخنشان را و نیز [گناهشان را] که پیامبران را به ناحق کشته‌اند، باز می‌نویسیم و می‌گوییم عذاب آتش دوزخ را بچشید///خداوند، سخن آنها را که گفتند: «خدا فقیر است، و ما بی‌نیازیم»، شنید! به زودی آنچه را گفتند، خواهیم نوشت؛ و (همچنین) کشتن پیامبران را بناحق (می‌نویسیم)؛ و به آنها می‌گوییم: «بچشید عذاب سوزان را (در برابر کارهایتان!)»///همانا شنید خدا گفتار آنان را که گفتند خدا نیازمند است و ما بی‌نیاز بزودی بنویسیم آنچه را که گفتند و کشتار ایشان پیمبران را به ناحق و گوئیم بچشید عذاب سوزان را///همواره خدا، سخن کسانی (از یهودیان) را که گفتند: «خدا نیازمند است و ما بی‌‌نیازیم‌»، به‌درستی شنید. آنچه را گفتند و (نیز) به‌ناحق کشتن پیامبران را، ثبت و ضبط خواهیم کرد، و خواهیم گفت: «بچشید عذاب بس سوزان را.» quran_en_fa "This is because of the (unrighteous deeds) which your hands sent on before ye: For Allah never harms those who serve Him." این [عذاب] به خاطر فسق و فجور و گناهانی است که خود پیش فرستادید، و گرنه خدا به بندگان ستمکار نیست.///این [عذاب] به خاطر فسق و فجور و گناهانی است که خود پیش فرستادید، و گرنه خدا به بندگان ستمکار نیست.///این پاداش اعمالى است که پیشاپیش به جاى آورده‌اید وگرنه خداوند به بندگانش ستم روا نمى‌دارد.///این به سبب چیزى است که دستان شما پیش فرستاده و [گر نه‌] خدا در حق بندگان هرگز ستمکار نیست///این [عقوبت‌] به خاطر کار و کردار پیشین شماست، [و گر نه‌] خداوند هرگز نسبت به بندگان [خود] بیدادگر نیست.///آن [عذاب] به سبب دستاورد پیشین خودتان است. و [گر نه] خداوند نسبت به بندگان، ستمگر نیست.///این عذاب به خاطر کارهایی است که به دست خود پیش فرستادید، و خدا هرگز در حق بندگان ستم نخواهد کرد.///این به خاطر کار و کردار پیشین شماست و [گرنه‌] خداوند هرگز در حق بندگان ستمگر نیست‌///این بخاطر چیزی است که دستهای شما از پیش فرستاده (و نتیجه کار شماست) و بخاطر آن است که خداوند، به بندگان (خود)، ستم نمی‌کند.///این بدان است که پیش فرستاد دستهای شما و نیست خدا ستم‌کننده بر بندگان‌///این (عقوبت) پیش‌فرستاده‌ی دستاورد شماست، و خدا بی‌گمان برای بندگان (خود) زیاد بیدادگر نیست. quran_en_fa They (also) said: "Allah took our promise not to believe in an messenger unless He showed us a sacrifice consumed by Fire (From heaven)." Say: "There came to you messengers before me, with clear Signs and even with what ye ask for: why then did ye slay them, if ye speak the truth?" کسانی که گفتند: خدا به ما سفارش کرده است که به هیچ پیامبری ایمان نیاوریم تا برای ما [به نشانه صدق نبوتش] یک قربانی بیاورد که آن را آتش [غیبی] بسوزاند، بگو: پیش از من پیامبرانی دلایل روشن و آنچه گفتید برای شما آوردند؛ اگر راستگویید، پس چرا آنان را کشتید؟///کسانی که گفتند: خدا به ما سفارش کرده است که به هیچ پیامبری ایمان نیاوریم تا برای ما [به نشانه صدق نبوتش] یک قربانی بیاورد که آن را آتش [غیبی] بسوزاند، بگو: پیش از من پیامبرانی دلایل روشن و آنچه گفتید برای شما آوردند؛ اگر راستگویید، پس چرا آنان را کشتید؟///کسانى گفتند: ما را با خدا عهدى است که به هیچ پیامبرى ایمان نیاوریم، مگر براى ما قربانیى بیاورد که آتش آن را بخورد. بگو: پیش از من پیامبرانى با معجزه‌ها و آنچه اکنون مى‌خواهید آمده‌اند، اگر راست مى‌گویید، چرا آنها را کشتید؟///همانان که گفتند: خدا به ما سفارش کرده است که به هیچ فرستاده‌اى ایمان نیاوریم مگر آن که یک قربانى براى ما بیاورد که آتش، آن را [به نشانه قبولى‌] بخورد. [و بسوزاند] بگو: پیش از من پیامبرانى با معجزه‌ها و با آنچه گفتید سوى شما آمدند، پس چرا آنها را کشت///همانان که گفتند: «خدا با ما پیمان بسته که به هیچ پیامبرى ایمان نیاوریم تا براى ما قربانیى بیاورد که آتش [آسمانى‌] آن را [به نشانه قبول‌] بسوزاند.» بگو: «قطعا پیش از من، پیامبرانى بودند که دلایل آشکار را با آنچه گفتید، براى شما آوردند. اگر راست مى گویید، پس چرا آنان را کشتید؟»///کسانى که گفتند: «خداوند از ما پیمان گرفته که به هیچ پیامبرى ایمان نیاوریم، مگر آن که [به عنوان معجزه] یک قربانى براى ما بیاورد، که آتش [صاعقه] آن را بسوزاند!» بگو: «بى‌گمان پیش از من، پیامبرانى [چون زکریا و یحیى،] دلایل روشن و آنچه را گفتید، براى شما آوردند، پس چرا آنان را کشتید، اگر راست مى‌گویید؟»///آنان که گفتند: خدا از ما پیمان گرفته که به هیچ پیغمبری ایمان نیاوریم تا آنکه او قربانیی آورد که در آتش بسوزد. بگو که پیش از من رسولانی آمده و برای شما هر گونه معجزه آورده و این را هم که خواستید آوردند، پس اگر راست می‌گویید چرا آن پیامبران را کشتید؟!///اینان کسانی هستند که می‌گفتند خداوند به ما سفارش کرده است که به هیچ پیامبری ایمان نیاوریم مگر آنکه قربانی‌ای عرضه بدارد که آتش آن را پاک بسوزد، بگو پیش از من پیامبرانی بودند که برای شما معجزاتی آوردند و همین را هم که گفتید عرضه داشتند، اگر راست می‌گویید پس چرا آنان را کشتید؟///(اینها) همان کسانی (هستند) که گفتند: «خداوند از ما پیمان گرفته که به هیچ پیامبری ایمان نیاوریم تا (این معجزه را انجام دهد:) یک قربانی بیاورد، که آتش [= صاعقه آسمانی‌] آن را بخورد!» بگو: «پیامبرانی پیش از من، برای شما آمدند؛ و دلایل روشن، و آنچه را گفتید آوردند؛ پس چرا آنها را به قتل رساندید اگر راست می‌گویید؟!»///آنان که گفتند همانا خدا با ما پیمان بسته است که ایمان نیاریم برای پیمبری تا بیاورد ما را به قربانی که بخوردش آتش بگو همانا آمد شما را پیمبرانی پیش از من به نشانیها و بدانچه گفتید پس چرا کشتید ایشان را اگر هستید راستگویان‌///کسانی گفتند: «خدا با ما پیمان بسته که به هیچ پیامبری ایمان نیاوریم، تا برای ما قربانی‌ای بیاورد که آتش آن را (به نشانه‌ی قبول) بخورد.» بگو: «همواره پیش از من (هم) پیامبرانی آمدند که دلایل آشکار را -با آنچه گفتید- برایتان آوردند. اگر راست می‌گویید، پس چرا آنان را کشتید؟» quran_en_fa Then if they reject thee, so were rejected messengers before thee, who came with Clear Signs, Books of dark prophecies, and the Book of Enlightenment. اگر [این یهودیان بهانه جو] تو را تکذیب کردند، [غمگین مباش] مسلما رسولانی هم که پیش از تو دلایل روشن، و نوشته‌ها [ی مشتمل بر پند و موعظه] و کتاب روشنگر آورده بودند، تکذیب شدند؟///اگر [این یهودیان بهانه جو] تو را تکذیب کردند، [غمگین مباش] مسلما رسولانی هم که پیش از تو دلایل روشن، و نوشته‌ها [ی مشتمل بر پند و موعظه] و کتاب روشنگر آورده بودند، تکذیب شدند؟///اگر تو را تکذیب کردند، پیامبرانى هم که پیش از تو با معجزه‌ها و نوشته‌ها و کتاب روشنگر آمده بودند تکذیب شده‌اند.///پس اگر اینها تو را تکذیب کردند [غم مخور]، همانا پیامبرانى قبل از تو تکذیب شدند که معجزات و نوشته‌ها و کتاب‌هاى روشنگر آورده بودند///پس اگر تو را تکذیب کردند، بدان که پیامبرانى [هم‌] که پیش از تو، دلایل روشن و نوشته‌ها و کتاب روشن آورده بودند، تکذیب شدند.///پس اگر [این بهانه‌جویان] تو را تکذیب کردند، [چیز تازه‌اى نیست، زیرا] پیامبران پیش از تو نیز که همراه با معجزات و نوشته‌ها و کتاب روشنگر آمده بودند، تکذیب شدند.///پس اگر تو را تکذیب کردند (غمگین مباش که) پیغمبران پیش از تو هم که معجزات و زبورها و کتاب آسمانی روشن آوردند نیز تکذیب کردند.///پس اگر تو را دروغ‌زن انگاشتند، بدان که پیامبرانی هم که پیش از تو بودند و معجزات و نوشته‌ها و کتابهای روشنگر آورده بودند، با انکار و تکذیب مواجه شدند///پس (اگر این بهانه‌جویان،) تو را تکذیب کنند، (چیز تازه‌ای نیست؛) رسولان پیش از تو (نیز) تکذیب شدند؛ پیامبرانی که دلایل آشکار، و نوشته‌های متین و محکم، و کتاب روشنی‌بخش آورده بودند.///پس اگر باورت نداشتند همانا باور نداشتند فرستادگانی را پیش از تو که آمدند به نشانیها و نوشته‌ها و نامه‌ای درخشان‌///پس اگر تو را تکذیب کردند، بی‌گمان پیامبرانی (هم) پیش از تو، (که با) دلایل روشن و نوشته‌ها و کتاب روشن آورده بودند، تکذیب شدند. quran_en_fa Every soul shall have a taste of death: And only on the Day of Judgment shall you be paid your full recompense. Only he who is saved far from the Fire and admitted to the Garden will have attained the object (of Life): For the life of this world is but goods and chattels of deception. هر کسی مرگ را می‌چشد؛ و بدون تردید روز قیامت پاداش هایتان به طور کامل به شما داده می‌شود. پس هر که را از آتش دور دارند و به بهشت درآورند مسلما کامیاب شده است؛ و زندگی این دنیا جز کالای فریبنده نیست.///هر کسی مرگ را می‌چشد؛ و بدون تردید روز قیامت پاداش هایتان به طور کامل به شما داده می‌شود. پس هر که را از آتش دور دارند و به بهشت درآورند مسلما کامیاب شده است؛ و زندگی این دنیا جز کالای فریبنده نیست.///همه کس مرگ را مى‌چشد، و به تحقیق در روز قیامت مزد اعمال شما را به کمال خواهند داد. و هر کس را از آتش دور سازند و به بهشت درآورند به پیروزى رسیده است. و این زندگى دنیا جز متاعى فریبنده نیست.///هر کسى مرگ را مى‌چشد، و جز این نیست که روز قیامت پاداشتان به تمامى به شما داده مى‌شود. پس هر که از آتش به دور داشته و در بهشت در آورده شود، به راستى رستگار شده است. و زندگى دنیا جز مایه فریب نیست///هر جاندارى چشنده [طعم‌] مرگ است، و همانا روز رستاخیز پاداشهایتان به طور کامل به شما داده مى‌شود. پس هر که را از آتش به دور دارند و در بهشت درآورند قطعا کامیاب شده است؛ و زندگى دنیا جز مایه فریب نیست.///هر کسی [طعم] مرگ را مى‌چشد. و بى‌گمان روز قیامت پاداش‌هاى شما به طور کامل داده خواهد شد. پس هر که را از آتش [دوزخ] دور کنند و به بهشت درآورند، قطعا رستگار است. و زندگانى دنیا، جز مایه‌ى فریب نیست.///هر نفسی شربت مرگ را خواهد چشید و محققا روز قیامت همه شما به مزد اعمال خود کاملا خواهید رسید، پس هر کس را از آتش جهنم دور دارند و به بهشت ابدی درآرند چنین کس سعادت ابد یافت، که زندگی دنیا جز متاعی فریبنده نیست.///هر جانداری چشنده [طعم‌] مرگ است و بی‌شک در روز قیامت پاداشتهایتان را به تمامی خواهند داد، آنگاه هرکس که از آتش دوزخ دور داشته و به بهشت درآورده شود، رستگار شده است، و زندگانی دنیا جز مایه فریب نیست‌///هر کسی مرگ را می‌چشد؛ و شما پاداش خود را بطور کامل در روز قیامت خواهید گرفت؛ آنها که از آتش (دوزخ) دور شده، و به بهشت وارد شوند نجات یافته و رستگار شده‌اند و زندگی دنیا، چیزی جز سرمایه فریب نیست!///همه کس چشنده مرگ است و جز این نیست که به شما پرداخته شود مزدهای شما روز قیامت پس کسی که برکنار شد از آتش و برده شد به بهشت همانا رستگار شد و نیست زندگانی دنیا جز کالای فریب (سرگرمی)///هر کسی چشنده‌ی (طعم) مرگ است و تنها روز رستاخیز پاداش‌هایتان به طور کامل به شما داده می‌شود؛ پس هر کس از آتش نجات یابد و به بهشت در آید، همواره کامیاب شده است. و زندگی دنیا جز مایه‌ی فریب نیست. quran_en_fa Ye shall certainly be tried and tested in your possessions and in your personal selves; and ye shall certainly Hear much that will grieve you, from those who received the Book before you and from those who worship many gods. But if ye persevere patiently, and guard against evil,-then that will be a determining factor in all affairs. یقینا در اموال و جان هایتان امتحان خواهید شد، و مسلما از کسانی که پیش از شما کتاب آسمانی به آنان داده شده و [نیز] از کسانی که شرک آوردند، سخنان رنج آور بسیاری خواهید شنید، و اگر [در برابر آزار اینان] شکیبایی ورزید و [از تجاوز از حدود الهی] بپرهیزید [سزاوارتر است.] این اموری است که ملازمت بر آن از واجبات است.///یقینا در اموال و جان هایتان امتحان خواهید شد، و مسلما از کسانی که پیش از شما کتاب آسمانی به آنان داده شده و [نیز] از کسانی که شرک آوردند، سخنان رنج آور بسیاری خواهید شنید، و اگر [در برابر آزار اینان] شکیبایی ورزید و [از تجاوز از حدود الهی] بپرهیزید [سزاوارتر است.] این اموری است که ملازمت بر آن از واجبات است.///شما را به مال و جان آزمایش خواهند کرد. و از زبان اهل کتاب و مشرکان آزار فراوان خواهید شنید. اگر شکیبایى کنید و پرهیزگار باشید نشان قدرت اراده شماست.///به طور قطع با مال و جانتان آزمایش خواهید شد، و حتما از کسانى که پیش از شما کتاب داده شدند و نیز از مشرکان [سخنان دل‌] آزار بسیار خواهید شنید، و اگر صبورى کنید و پرهیزکار باشید، همانا این [مقاومت‌] از استوارترین کارهاست///قطعا در مالها و جانهایتان آزموده خواهید شد، و از کسانى که پیش از شما به آنان کتاب داده شده و [نیز] از کسانى که به شرک گراییده‌اند، [سخنان دل‌] آزار بسیارى خواهید شنید، و [لى‌] اگر صبر کنید و پرهیزگارى نمایید، این [ایستادگى‌] حاکى از عزم استوار [شما] در کارهاست.///به یقین [همه شما] در اموال و جان‌هاى خود آزمایش مى‌شوید و از کسانى که پیش از شما به آنها کتاب [آسمانى] داده شده و از مشرکان، سخنان آزاردهنده بسیارى مى‌شنوید. و اگر صبورى و پرهیزکارى پیشه کنید، [برای شما شایسته‌تر است، زیرا] این [استقامت] از کارهای بزرگ و استوار است.///محققا شما را در مال و جان آزمایش خواهند کرد و از آنها که پیش از شما کتاب آسمانی به آنها داده شد و از مشرکان زخم زبان بسیار خواهید شنید، و اگر صبر پیشه کرده و پرهیزکار شوید (البته ظفر یابید) که ثبات و تقوا سبب قوت اراده در کارهاست.///و شما همواره به مال و جان آزموده شوید و از پیشینیان اهل کتاب و مشرکان، سخنان دلازار بسیار خواهید شنید، و اگر شکیبایی و پارسایی ورزید، بدانید که اینها از کارهای سترگ است‌///به یقین (همه شما) در اموال و جانهای خود، آزمایش می‌شوید! و از کسانی که پیش از شما به آنها کتاب (آسمانی) داده شده [= یهود]، و (همچنین) از مشرکان، سخنان آزاردهنده فراوان خواهید شنید! و اگر استقامت کنید و تقوا پیشه سازید، (شایسته‌تر است؛ زیرا) این از کارهای مهم و قابل اطمینان است.///همانا خواهید آزموده شد در مالها و جانهای خویش و خواهید شنید از آنان که داده شدند کتاب را پیش از شما و از شرک‌ورزان آزار فراوانی و اگر شکیبا شوید و پرهیزکاری کنید همانا آن است از عزیمت کارها///به‌راستی در مال‌هایتان و جان‌هایتان بی‌گمان آزموده خواهید شد، و از کسانی که پیش از شما به آنان کتاب داده شده، و (نیز) از کسانی که به شرک گراییده‌اند (سخنان دل) آزار بسیاری خواهید شنید؛ و اگر صبر و پرهیزگاری کنید، این (خود) به‌راستی (نشانی) از عزم استوار (شما) در کارهاست. quran_en_fa And remember Allah took a covenant from the People of the Book, to make it known and clear to mankind, and not to hide it; but they threw it away behind their backs, and purchased with it some miserable gain! And vile was the bargain they made! و [یاد کنید] هنگامی که خدا از کسانی که به آنان کتاب آسمانی داده شد، پیمان گرفت که حتما باید [احکام و حقایق] آن را برای مردم بیان کنید و پنهانش ننمایید. پس آن [عهد و کتاب] را ترک کردند و به آن اعتنایی ننمودند، و در برابر ترک آن اندک بهایی به دست آوردند؛ و بد چیزی است آنچه به دست می‌آورند.///و [یاد کنید] هنگامی که خدا از کسانی که به آنان کتاب آسمانی داده شد، پیمان گرفت که حتما باید [احکام و حقایق] آن را برای مردم بیان کنید و پنهانش ننمایید. پس آن [عهد و کتاب] را ترک کردند و به آن اعتنایی ننمودند، و در برابر ترک آن اندک بهایی به دست آوردند؛ و بد چیزی است آنچه به دست می‌آورند.///خدا از اهل کتاب پیمان گرفت که کتاب خدا را براى مردم آشکار سازند و پنهانش مکنند؛ ولى آنها پس پشتش افکندند و در مقابل، بهاى اندکى گرفتند. چه بد معامله‌اى کردند.///و آن‌گاه که خداوند از اهل کتاب پیمان محکم گرفت که آن را حتما براى مردم بیان کنید و کتمانش نسازید. آنها این را پشت سر انداختند و آن را به بهاى ناچیزى فروختند، پس بد معامله‌اى کردند///و [یاد کن‌] هنگامى را که خداوند از کسانى که به آنان کتاب داده شده، پیمان گرفت که حتما باید آن را [به وضوح‌] براى مردم بیان نمایید و کتمانش مکنید. پس، آن [عهد] را پشت سر خود انداختند و در برابر آن، بهایى ناچیز به دست آوردند، و چه بد معامله‌اى کردند.///و هنگامى که خداوند از کسانى که به آنان کتاب داده شد، پیمان گرفت که حتما آن را براى مردم بیان نمایید و کتمانش نکنید، پس آنها آن [عهد] را پشت سر افکندند و به بهاى ناچیزى فروختند، پس چه بد معامله‌اى کردند!///و چون خدا از آنان که کتاب به آنها داده شد پیمان گرفت که حقایق کتاب آسمانی را برای مردم بیان کنید و کتمان مکنید، پس آنها عهد خدا را پشت سر انداخته و آیات الهی را به بهایی اندک فروختند، پس بد معامله‌ای کردند.///و خداوند از اهل کتاب پیمان گرفت که آن را برای مردم بیان کنید و پنهان مدارید، ولی آن را پشت‌سر افکندند و به بهای ناچیزی فروختند، چه بد است آنچه خریدند///و (به خاطر بیاورید) هنگامی را که خدا، از کسانی که کتاب (آسمانی) به آنها داده شده، پیمان گرفت که حتما آن را برای مردم آشکار سازید و کتمان نکنید! ولی آنها، آن را پشت سر افکندند؛ و به بهای کمی فروختند؛ و چه بد متاعی می‌خرند؟!///و هنگامی که گرفت خدا پیمان آنان که داده شدند کتاب را که بیان کنندش برای مردم و کتمانش نکنند پس افکندند آن را پشت سر خویش و فروختندش به بهائی کم و چه بد است آنچه بها ستانند (یا فروشند)///و چون خدا از کسانی که به آنان کتاب داده شده، پیمان گرفت که باید آن را برای مردمان بی‌گمان بیان کنید، و کتمانش نکنید. پس آن (عهد) را پشت (سر) شان انداختند، و با آن، بهایی ناچیز دریافتند. پس چه بد چیزی را خریداری می‌کنند. quran_en_fa Think not that those who exult in what they have brought about, and love to be praised for what they have not done,- think escape the penalty. For them is a penalty Grievous indeed. البته مپندار کسانی که به آنچه [از پنهان داشتن حقایق و باز داشتن مردم از اسلام] انجام دادند، شادمانی می‌کنند، و دوست دارند به آنچه انجام نداده‌اند ستایش شوند [از عذاب خدا در امانند،] پس گمان مبر که برای آنان نجاتی از عذاب است، [بلکه] برای آنان عذابی دردناک خواهد بود.///البته مپندار کسانی که به آنچه [از پنهان داشتن حقایق و باز داشتن مردم از اسلام] انجام دادند، شادمانی می‌کنند، و دوست دارند به آنچه انجام نداده‌اند ستایش شوند [از عذاب خدا در امانند،] پس گمان مبر که برای آنان نجاتی از عذاب است، [بلکه] برای آنان عذابی دردناک خواهد بود.///آنان را که از کارهایى که کرده‌اند شادمان شده‌اند، و دوست دارند به سبب کارهاى ناکرده خویش هم مورد ستایش قرار گیرند، مپندار که در پناهگاهى دور از عذاب خدا باشند. برایشان عذابى دردآور مهیاست.///[اى پیامبر!] مپندار آنان که به کردار زشت خود شادمانند و دوست دارند براى آنچه نکرده‌اند ستوده شوند، از عذاب [الهى‌] برکنارند، و برایشان عذابى دردناک است///البته گمان مبر کسانى که بدانچه کرده‌اند شادمانى مى‌کنند و دوست دارند به آنچه نکرده‌اند مورد ستایش قرار گیرند، قطعا گمان مبر که براى آنان نجاتى از عذاب است، [که‌] عذابى دردناک خواهند داشت.///گمان مبر کسانى که از اعمال [زشت] خود شادمان مى‌شوند، و دوست دارند براى کار [نیک] ى که نکرده‌اند، ستایش شوند، از عذاب الهى رسته‌اند، [بلکه] براى آنها عذابى دردناک است.///(ای پیغمبر) مپندار آنهایی که به کردار زشت خود شادمانند و دوست دارند که مردم به اوصاف پسندیده‌ای که هیچ در آنها نیست آنها را ستایش کنند، البته گمان مدار که از عذاب خدا رهایی دارند، که آنها را عذابی دردناک خواهد بود.///هرگز کسانی را که به آنچه کرده‌اند شادمانی می‌کنند، و دوست دارند برای آنچه نکرده‌اند، ستوده شوند، رسته از عذاب مپندار و عذاب دردناکی [در پیش‌] دارند///گمان مبر آنها که از اعمال (زشت) خود خوشحال می‌شوند، و دوست دارند در برابر کار (نیکی) که انجام نداده‌اند مورد ستایش قرار گیرند، از عذاب (الهی) برکنارند! (بلکه) برای آنها، عذاب دردناکی است!///مپندار آنان را که شاد شوند بدانچه آوردند و دوست دارند که ستوده شوند بدانچه نکردند مپندار ایشان را بر رستنگاهی از عذاب و آنان را است عذابی دردناک‌///هرگز گمان مبر کسانی را که بدانچه آورده‌اند شادمانی کنند، و دوست دارند به آنچه نکرده‌اند مورد ستایش قرار گیرند. پس هرگز گمان مدار که آنان را نجاتی از عذاب است، در حالی که برایشان عذابی دردناک است. quran_en_fa To Allah belongeth the dominion of the heavens and the earth; and Allah hath power over all things. و مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره خداست، و خدا بر هر کاری تواناست.///و مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره خداست، و خدا بر هر کاری تواناست.///از آن خداست فرمانروایى آسمانها و زمین و خدا بر هر چیزى تواناست.///و فرمانروایى آسمان‌ها و زمین از آن خداست و خدا بر هر چیزى تواناست///و فرمانروایى آسمانها و زمین از آن خداست، و خداوند بر هر چیزى تواناست.///و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین از آن خداست. و خداوند بر هر کارى تواناست.///خداست مالک آسمانها و زمین، و خدا بر هر چیز تواناست.///و فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداوند است و خدا بر هر کاری تواناست‌///و حکومت آسمانها و زمین، از آن خداست؛ و خدا بر همه چیز تواناست.///و خدا را است فرمانروائی آسمانها و زمین و خدا بر هر چیز توانا است‌///و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین تنها برای خداست. و خدا بر هر چیزی تواناست. quran_en_fa Behold! in the creation of the heavens and the earth, and the alternation of night and day,- there are indeed Signs for men of understanding,- یقینا در آفرینش آسمان‌ها و زمین، و آمد و رفت شب و روز، نشانه هایی [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] برای خردمندان است.///یقینا در آفرینش آسمان‌ها و زمین، و آمد و رفت شب و روز، نشانه هایی [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] برای خردمندان است.///هر آینه در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و شد شب و روز، خردمندان را عبرتهاست:///به راستى در آفرینش آسمان‌ها و زمین و آمد و شد شب و روز براى خردمندان نشانه‌هایى است///مسلما در آفرینش آسمانها و زمین، و در پى یکدیگر آمدن شب و روز، براى خردمندان نشانه‌هایى [قانع کننده‌] است.///همانا در آفرینش آسمان‌ها و زمین، و در پى یکدیگر آمدن شب و روز، نشانه‌هایى براى خردمندان است.///محققا در خلقت آسمانها و زمین و رفت و آمد شب و روز دلائل روشنی است برای خردمندان عالم.///در آفرینش آسمانها و زمین و در پی یکدیگر آمدن شب و روز، شگفتیهایی برای خردمندان است‌///مسلما در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و رفت شب و روز، نشانه‌های (روشنی) برای خردمندان است.///همانا در آفرینش آسمانها و زمین و گردش شب و روز نشانیهائی است برای خردمندان‌///بی‌گمان در آفرینش آسمان‌ها و زمین، و در پی هم آمدن شب و روز، برای خردمندان نشانه‌هایی (قانع کننده) است. quran_en_fa Men who celebrate the praises of Allah, standing, sitting, and lying down on their sides, and contemplate the (wonders of) creation in the heavens and the earth, (With the thought): "Our Lord! not for naught Hast Thou created (all) this! Glory to Thee! Give us salvation from the penalty of the Fire. آنان که همواره خدا را ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد می‌کنند، و پیوسته در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند، [و از عمق قلب همراه با زبان می‌گویند:] پروردگارا! این [جهان با عظمت] را بیهوده نیافریدی، تو از هر عیب و نقصی منزه و پاکی؛ پس ما را از عذاب آتش نگاهدار.///آنان که همواره خدا را ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد می‌کنند، و پیوسته در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند، [و از عمق قلب همراه با زبان می‌گویند:] پروردگارا! این [جهان با عظمت] را بیهوده نیافریدی، تو از هر عیب و نقصی منزه و پاکی؛ پس ما را از عذاب آتش نگاهدار.///آنان که خدا را ایستاده و نشسته و به پهلو خفته، یاد مى‌کنند و در آفرینش آسمانها و زمین مى‌اندیشند: اى پروردگار ما، این جهان را به بیهوده نیافریده‌اى، تو منزهى، ما را از عذاب آتش بازدار.///آنان که خدا را ایستاده و نشسته و خوابیده یاد مى‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین مى‌اندیشند که پروردگارا! این [جهان‌] را بیهوده نیافریده‌اى، پاکى براى توست، پس ما را از عذاب آتش نگاه دار///همانان که خدا را [در همه احوال‌] ایستاده و نشسته، و به پهلو آرمیده یاد مى‌کنند، و در آفرینش آسمانها و زمین مى‌اندیشند [که:] پروردگارا، اینها را بیهوده نیافریده‌اى؛ منزهى تو! پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار.///[همان] کسانى که ایستاده و نشسته، و [خوابیده] بر پهلو، خدا را یاد مى‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین مى‌اندیشند [و از عمق جان مى‌گویند:] «پروردگارا! این هستى را باطل و بى‌هدف نیافریده‌اى، تو [از کار بیهوده] پاک و منزهى، پس ما را از عذاب آتش نگاه­دار!///آنها که در هر حالت، ایستاده و نشسته و خفته خدا را یاد کنند و دائم در خلقت آسمان و زمین بیندیشند و گویند: پروردگارا، تو این دستگاه با عظمت را بیهوده نیافریده‌ای، پاک و منزهی، ما را به لطف خود از عذاب دوزخ نگاهدار؛///کسانی که خداوند را [در همه احوال‌] ایستاده و نشسته و بر پهلو آرمیده، یاد می‌کنند و در آفرینش آسمانها و زمین می‌اندیشند که پروردگارا این را بیهوده نیافریده‌ای، پاکا که تویی، ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار///همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده‌اند، یاد می‌کنند؛ و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می‌اندیشند؛ (و می‌گویند:) بار الها! اینها را بیهوده نیافریده‌ای! منزهی تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار!///آنان که یاد خدا کنند ایستادگان و نشستگان و بر پهلوهای خویش و می‌اندیشند در آفرینش آسمانها و زمین پروردگارا نیافریدی این را به باطل (بیهوده) دور از تو (منزهی تو) نگهدار ما را از عذاب آتش‌///کسانی که خدا را (در همه‌ی احوالشان)، ایستادگان و نشستگان و به پهلوآرمیدگان یاد می‌کنند، و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند (و گویند): «پروردگارمان! این‌ها را بیهوده نیافریده‌ای. تو منزهی! پس ما را از عذاب آتش دوزخ نگهدار.» quran_en_fa "Our Lord! any whom Thou dost admit to the Fire, Truly Thou coverest with shame, and never will wrong-doers Find any helpers! پروردگارا! بی تردید هر که را تو در آتش در آوری، قطعا خوار و رسوایش کرده‌ای، و برای ستمکاران هیج یاری وجود ندارد.///پروردگارا! بی تردید هر که را تو در آتش در آوری، قطعا خوار و رسوایش کرده‌ای، و برای ستمکاران هیج یاری وجود ندارد.///اى پروردگار ما، هر کس را که به آتش افکنى رسوایش کرده‌اى و ظالمان را هیچ یاورى نیست.///پروردگارا! به یقین هر که را تو به آتش وارد کنى خوارش کرده‌اى، و ستمگران را هیچ یاورى نخواهد بود///پروردگارا، هر که را تو در آتش درآورى، یقینا رسوایش کرده‌اى، و براى ستمکاران یاورانى نیست.///پروردگارا! هرکه را تو به دوزخ افکنى، بى‌شک او را خوار و رسوا ساخته‌اى. و براى ستمگران هیچ یاوری نیست.///ای پروردگار ما، هر که را در آتش افکنی او را سخت خوار کرده‌ای، و ستمکاران هیچ یاوری ندارند؛///پروردگارا هرکس را که به دوزخ درآوری، خوار و رسوایش ساخته‌ای و ستمکاران یاورانی ندارند///پروردگارا! هر که را تو (بخاطر اعمالش،) به آتش افکنی، او را خوار و رسوا ساخته‌ای! و برای افراد ستمگر، هیچ یاوری نیست!///پروردگارا هر که را در آتش بری همانا خوارش کرده‌ای و نیست ستمگران را یارانی‌///«پروردگارمان! هر که را تو بی‌چون به آتش در آوری، همواره خوار و بی‌مقدارش کرده‌ای. و برای ستمکاران هیچ یاورانی نیستند.» quran_en_fa "Our Lord! we have heard the call of one calling (Us) to Faith, 'Believe ye in the Lord,' and we have believed. Our Lord! Forgive us our sins, blot out from us our iniquities, and take to Thyself our souls in the company of the righteous. پروردگارا! بی تردید ما [صدای] ندا دهنده‌ای را شنیدیم [که مردم را] به ایمان فرا می‌خواند که به پروردگارتان ایمان آورید. پس ما ایمان آوردیم. پروردگارا! گناهان ما را بیامرز، و بدی هایمان را از ما محو کن، و ما را در زمره نیکوکاران بمیران.///پروردگارا! بی تردید ما [صدای] ندا دهنده‌ای را شنیدیم [که مردم را] به ایمان فرا می‌خواند که به پروردگارتان ایمان آورید. پس ما ایمان آوردیم. پروردگارا! گناهان ما را بیامرز، و بدی هایمان را از ما محو کن، و ما را در زمره نیکوکاران بمیران.///اى پروردگار ما، شنیدیم که منادیى به ایمان فرا مى‌خواند که به پروردگارتان ایمان بیاورید. و ما ایمان آوردیم. پس، اى پروردگار ما، گناهان ما را بیامرز و بدیهاى ما را از ما بزداى و ما را با نیکان بمیران.///پروردگارا! همانا ما صداى منادى [توحید] را شنیدیم که به ایمان دعوت مى‌کرد [و مى‌گفت‌] به پروردگارتان ایمان بیاورید، پس ایمان آوردیم. بار الها! پس گناهان ما را ببخش و بدى‌هایمان را پوشیده دار و ما را با نیکان بمیران///پروردگارا، ما شنیدیم که دعوتگرى به ایمان فرا مى‌خواند که: «به پروردگار خود ایمان آورید»، پس ایمان آوردیم. پروردگارا، گناهان ما را بیامرز، و بدیهاى ما را بزداى و ما را در زمره نیکان بمیران.///پروردگارا! ما دعوت منادى ایمان را شنیدیم که ندا می‌داد: «به پروردگارتان ایمان بیاورید.» پس ایمان آوردیم. پروردگارا! گناهان ما را بیامرز و زشتى‌هاى ما را بپوشان و ما را با نیکان بمیران!///پروردگارا، ما صدای منادیی که خلق را به ایمان فرا می‌خواند که به پروردگارتان ایمان آورید، شنیدیم و ایمان آوردیم، پروردگارا، از گناهان ما درگذر و زشتی کردار ما بپوشان و هنگام جان سپردن ما را با نیکان و صالحان محشور گردان؛///پروردگارا شنیدیم که دعوتگری به ایمان فرامی‌خواند که به پروردگارتان ایمان بیاورید، و ما ایمان آوردیم، پروردگارا گناهان ما را بیامرز و سیئات ما را بزدای و ما را در زمره نیکان بمیران‌///پروردگارا! ما صدای منادی (تو) را شنیدیم که به ایمان دعوت می‌کرد که: «به پروردگار خود، ایمان بیاورید!» و ما ایمان آوردیم؛ پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بدیهای ما را بپوشان! و ما را با نیکان (و در مسیر آنها) بمیران!///پروردگارا همانا ما شنیدیم بانگ‌دهنده‌ای را که بانگ می‌داد برای ایمان که ایمان آرید به پروردگار خویش پس ایمان آوردیم پروردگارا بیامرز برای ما گناهان ما را و بزدای از ما زشتیهای ما را و دریاب ما را با نیکان‌///«پروردگارمان! ما شنیدیم دعوتگری (ما را) به ایمان فرا می‌خواند که: «به پروردگارتان ایمان آورید.» پس ایمان آوردیم. پروردگارمان! گناهانمان را برایمان بپوشان و بدی‌هامان را جبران فرما و ما را با نیکان بمیران.» quran_en_fa "Our Lord! Grant us what Thou didst promise unto us through Thine messengers, and save us from shame on the Day of Judgment: For Thou never breakest Thy promise." پروردگارا! آنچه را که به وسیله فرستادگانت به ما وعده داده‌ای به ما عطا فرما و روز قیامت، ما را رسوا و خوار مکن؛ زیرا تو خلف وعده نمی‌کنی؟///پروردگارا! آنچه را که به وسیله فرستادگانت به ما وعده داده‌ای به ما عطا فرما و روز قیامت، ما را رسوا و خوار مکن؛ زیرا تو خلف وعده نمی‌کنی؟///اى پروردگار ما، عطا کن به ما آنچه را که به زبان پیامبرانت به ما وعده داده‌اى و ما را در روز قیامت رسوا مکن که تو وعده خویش خلاف نمى‌کنى.///پروردگارا! و آنچه را بر [زبان‌] پیامبرانت به ما وعده کرده‌اى به ما ارزانى دار، و ما را در روز رستاخیز رسوا مگردان، مسلما تو خلف وعده نمى‌کنى///پروردگارا، و آنچه را که به وسیله فرستادگانت به ما وعده داده‌اى به ما عطا کن، و ما را روز رستاخیز رسوا مگردان، زیرا تو وعده‌ات را خلاف نمى‌کنى.///پروردگارا! آنچه را به وسیله پیامبرانت به ما وعده داده‌اى، به ما مرحمت فرما. و ما را در روز قیامت خوار مساز، که البته تو هیچ‌گاه از وعده خود، تخلف نمى‌کنى.»///پروردگارا، ما را از آنچه به زبان رسولان خود وعده دادی نصیب فرما و ما را در روز قیامت محروم مگردان، که تو هرگز در وعده تخلف نمی‌ورزی.///پروردگارا آنچه به پیامبرانت وعده داده‌ای به ما ببخش و ما را روز قیامت خوار و رسوا مگردان، که تو خلف وعده نخواهی کرد///پروردگارا! آنچه را به وسیله پیامبرانت به ما وعده فرمودی، به ما عطا کن! و ما را در روز رستاخیز، رسوا مگردان! زیرا تو هیچ‌گاه از وعده خود، تخلف نمی‌کنی.///پروردگارا و ارزانی دار به ما آنچه بر زبان فرستادگانت به ما نوید دادی و خوار مکن ما را روز قیامت که نیستی تو شکننده پیمان‌///«پروردگارمان! و آنچه را بر (عهده‌ی) فرستادگانت برایمان وعده داده‌ای به ما بده و ما را روز رستاخیز رسوا مگردان. همانا تو وعده‌ (ات) را خلاف نمی‌کنی.» quran_en_fa And their Lord hath accepted of them, and answered them: "Never will I suffer to be lost the work of any of you, be he male or female: Ye are members, one of another: Those who have left their homes, or been driven out therefrom, or suffered harm in My Cause, or fought or been slain,- verily, I will blot out from them their iniquities, and admit them into Gardens with rivers flowing beneath;- A reward from the presence of Allah, and from His presence is the best of rewards." پس پروردگارشان دعای آنان را اجابت کرد [که] یقینا من عمل هیچ عمل کننده‌ای از شما را از مرد یا زن که همه از یکدیگرند تباه نمی‌کنم؛ پس کسانی که [برای خدا] هجرت کردند، و از خانه هایشان رانده شدند، و در راه من آزار دیدند، و جنگیدند و کشته شدند، قطعا بدی هایشان را محو خواهم کرد و آنان را به بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، وارد می‌کنم [که] پاداشی است از سوی خدا و خداست که پاداش نیکو نزد اوست.///پس پروردگارشان دعای آنان را اجابت کرد [که] یقینا من عمل هیچ عمل کننده‌ای از شما را از مرد یا زن که همه از یکدیگرند تباه نمی‌کنم؛ پس کسانی که [برای خدا] هجرت کردند، و از خانه هایشان رانده شدند، و در راه من آزار دیدند، و جنگیدند و کشته شدند، قطعا بدی هایشان را محو خواهم کرد و آنان را به بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، وارد می‌کنم [که] پاداشی است از سوی خدا و خداست که پاداش نیکو نزد اوست.///پروردگارشان دعایشان را اجابت فرمود که: من کار هیچ کارگزارى را از شما، چه زن و چه مرد -همه از یکدیگرید- ناچیز نمى‌سازم. پس گناهان کسانى را که مهاجرت کرده‌اند و از خانه‌هایشان رانده شده‌اند و در راه من آزار دیده‌اند و جنگیده‌اند و کشته شده‌اند، مى‌زدایم و آنان را در بهشتهایى که در آن نهرها جارى است داخل مى‌کنم. این پاداشى است از جانب خدا و پاداش نیکو نزد خداست.///پس پروردگارشان [دعاى ایشان را] اجابت کرد که من عمل هیچ عاملى از شما را، اعم از مرد یا زن تباه نمى‌کنم. شما همگى از یکدیگرید. بنابر این کسانى که مهاجرت کردند و از خانه‌هاى خود بیرون رانده شدند و در راه من آزار دیدند و جنگیدند و کشته شدند، بى‌تردید گن///پس، پروردگارشان دعاى آنان را اجابت کرد [و فرمود که:] من عمل هیچ صاحب عملى از شما را، از مرد یا زن، که همه از یکدیگرید، تباه نمى‌کنم؛ پس، کسانى که هجرت کرده و از خانه‌هاى خود رانده شده و در راه من آزار دیده و جنگیده و کشته شده‌اند، بدیهایشان را از آنان مى‌زدایم، و آنان را در باغهایى که از زیر [درختان‌] آن نهرها روان است درمى‌آورم؛ [این‌] پاداشى است از جانب خدا و پاداش نیکو نزد خداست.///پس پروردگارشان دعاى آنان را مستجاب کرد [و فرمود:] «هر یک از شما که عملی را انجام دهد، خواه مرد باشد خواه زن، من آن عمل را تباه نمى‌کنم [زیرا در نزد من، همه] شما همنوع و همانند یکدیگرید، پس کسانى که هجرت کردند و از خانه‌هایشان رانده شدند، و در راه من آزار دیدند، و جنگیدند و کشته شدند، قطعا لغزش‌هایشان را مى‌پوشانم و آنها را در باغ‌هایى که نهرها از زیرشان جارى است، وارد مى‌کنم. [این] پاداشى است از سوی خداوند. و پاداش نیکو تنها نزد خداست.///پس خدا دعاهای ایشان را اجابت کرد که البته من (که پروردگارم) عمل هیچ کس از مرد و زن را بی‌مزد نگذارم، زیرا شما از یکدیگرید (و همه در نظر من یکسانید)، پس آنان که از وطن خود هجرت نمودند و از دیار خویش بیرون رانده شدند و در راه من رنج کشیدند و جهاد کرده و کشته شدند همانا بدیهای آنان را بپوشانم و آنها را به بهشتهایی درآورم که زیر درختانش نهرها جاری است. این پاداشی است از جانب خدا، و نزد خدا است پاداش نیکو.///آنگاه پروردگارشان دعای آنان را اجابت کرد که من عمل هیچ صاحب عملی را از شما چه مرد باشد، چه زن -که همه همانند یکدیگریدضایع [و بی‌پاداش‌] نمی‌گذارم، آری کسانی که هجرت کرده‌اند و از خانه و کاشانه‌هایشان رانده شده‌اند و در راه من آزار دیده‌اند و به جهاد پرداخته‌اند و کشته شده‌اند، سیئاتشان را می‌زدایم و به بوستانهایی که جویباران از فرو دست آن جاری است درشان می‌آورم، این پاداش الهی است و پاداش نیکو نزد خداوند است‌///خداوند، درخواست آنها را پذیرفت؛ (و فرمود:) من عمل هیچ عمل‌کننده‌ای از شما را، زن باشد یا مرد، ضایع نخواهم کرد؛ شما همنوعید، و از جنس یکدیگر! آنها که در راه خدا هجرت کردند، و از خانه‌های خود بیرون رانده شدند و در راه من آزار دیدند، و جنگ کردند و کشته شدند، بیقین گناهانشان را می‌بخشم؛ و آنها را در باغهای بهشتی، که از زیر درختانش نهرها جاری است، وارد می‌کنم. این پاداشی است از طرف خداوند؛ و بهترین پاداشها نزد پروردگار است.///پس پذیرفت از ایشان پروردگارشان که تباه ننمایم کار هر عمل‌کننده‌ای را از شما مرد یا آن بعضیتان از بعضی پس آنان که هجرت کردند و برون (رانده شدند) از خانه‌های خویش و آزار شدند در راه من و جنگ کردند و کشته شدند همانا بزدایم از ایشان زشتیهای ایشان را و درآرمشان باغهائی که روان است از زیر آنها جویها پاداشی از نزد خدا و خدا نزد او است پاداش نیکو///پس پروردگارشان (دعای آنان را) برایشان اجابت کرد (و فرمود): «من همواره عمل هیچ صاحب عملی از شما را، از مرد یا زنی - حال آنکه برخی از برخی دیگرید- تباه نمی‌کنم. پس کسانی که هجرت کرده و از خانه‌های خود رانده شده و در راه من آزار دیده و جنگیده و کشته شده‌اند، بی‌گمان گناهانشان را به‌راستی از ایشان می‌زدایم و آنان را همواره در باغ‌هایی که از زیر (درختان) ‌شان نهرها روان است، به‌درستی، در می‌آورم. حال آنکه (این) پاداشی است از جانب خدا، و پاداش نیکو تنها نزد خداست.» quran_en_fa Let not the strutting about of the Unbelievers through the land deceive thee: رفت و آمد کافران در شهرها [با وسایل و ابزار فراوان و شوکت ظاهری] تو را به طمع نیندازد.///رفت و آمد کافران در شهرها [با وسایل و ابزار فراوان و شوکت ظاهری] تو را به طمع نیندازد.///جولان کافران در شهرها تو را نفریبد.///گشت و گذار کافران در شهرها تو را نفریبد///مبادا رفت و آمد [و جنب و جوش‌] کافران در شهرها تو را دستخوش فریب کند.///مبادا تلاش و کوشش و رفت و آمد [تجاری] کافران در شهرها تو را فریب دهد.///(دنیا) تو را نفریبد چون بینی که کافران در شهرها به راحتی می‌گردند.///گشت و گذار کافران در شهرها تو را نفریبد///رفت و آمد (پیروزمندانه) کافران در شهرها، تو را نفریبد!///فریفته‌ات نکند گردش آنان که کفر ورزیدند در شهرها///هرگز مباد (که) رفت و آمد با جنب‌و‌جوش کافران در شهرها تو را فریب دهد. quran_en_fa Little is it for enjoyment: Their ultimate abode is Hell: what an evil bed (To lie on)! [این] برخورداری اندک [و ناچیزی از زندگی زود گذر دنیا] است؛ سپس جایگاهشان دوزخ است، و آن بد آرامگاهی است.///[این] برخورداری اندک [و ناچیزی از زندگی زود گذر دنیا] است؛ سپس جایگاهشان دوزخ است، و آن بد آرامگاهی است.///این برخوردارى اندکى است. پس از آن جایگاهشان جهنم است و جهنم بد آرامگاهى است.///این بهره‌ى ناچیزى است و سپس جایگاهشان جهنم است که بد جایگاهى است/// [این‌] کالاى ناچیز [و برخوردارى اندکى‌] است؛ سپس جایگاهشان دوزخ است، و چه بد قرارگاهى است.///[بهره‌ى آنها] کالایی ناچیز است، سپس جایگاه ابدى آنان دوزخ است. و چه بد جایگاهى است!///این متاعی اندک است و پس از این جهان منزلگاه آنان جهنم است و بد آرامگاهی است.///بهره‌مندی ناچیزی است، سپس سرا و سرانجام آنان جهنم است و چه بد آرامگاهی است‌///این متاع ناچیزی است؛ و سپس جایگاهشان دوزخ، و چه بد جایگاهی است!///بهره‌ای است اندک و سپس جایگاه ایشان دوزخ است و چه زشت آرامشگاهی است‌///(این) کالایی ناچیز (و برخورداری اندکی) است. سپس پناهگاهشان دوزخ است و چه بد آرامگاهی است. quran_en_fa On the other hand, for those who fear their Lord, are Gardens, with rivers flowing beneath; therein are they to dwell (for ever),- a gift from the presence of Allah; and that which is in the presence of Allah is the best (bliss) for the righteous. کسانی که از پروردگارشان پروا کردند [و فریفته زرق و برق زندگی مادی نشدند] برای آنان بهشت هایی است که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، در آنجا جاودانه‌اند. [این به عنوان آغاز] پذیرایی از سوی خداست، و آنچه [غیر از بهشت و نعمت هایش] نزد خداست، برای نیکوکاران بهتر است.///کسانی که از پروردگارشان پروا کردند [و فریفته زرق و برق زندگی مادی نشدند] برای آنان بهشت هایی است که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، در آنجا جاودانه‌اند. [این به عنوان آغاز] پذیرایی از سوی خداست، و آنچه [غیر از بهشت و نعمت هایش] نزد خداست، برای نیکوکاران بهتر است.///اما براى آنان که از پروردگارشان مى‌ترسند، بهشتهایى است که در آن نهرها جارى است. همواره در آنجا مهمان خدا هستند. و آنچه نزد خداست براى نیکان بهتر است.///ولى آنان که تقواى الهى پیش گرفتند برایشان باغ‌هایى است که از پاى درختانش نهرها جارى است و جاودانه در آن مى‌مانند، که [این‌] پذیرایى از جانب خداست و آنچه نزد خداست براى نیکان بهتر است///ولى کسانى که پرواى پروردگارشان را پیشه ساخته‌اند باغهایى خواهند داشت که از زیر [درختان‌] آن نهرها روان است. در آنجا جاودانه بمانند؛ [این‌] پذیرایى از جانب خداست، و آنچه نزد خداست براى نیکان بهتر است.///ولى کسانى که از [نافرمانى] پروردگارشان مى‌پرهیزند، برای آنان باغ‌هایى است که از زیر درختانش نهرها جارى است. جاودانه در آن خواهند بود. این [نخستین] پذیرایى از جانب خداوند است، و آنچه در نزد خداست، براى نیکان بهتر است.///لیکن آنان که خداترس و با تقوایند منزلگاهشان بهشت‌هایی است که در زیر درختانش نهرها جاری است و در آن جاودانند، در حالتی که خدا بر آنها خوان احسان خود گسترده، و آنچه نزد خداست برای نیکان بهتر است.///اما کسانی که از پروردگارشان پروا داشته‌اند، بوستانهایی دارند که جویباران از فرودست آن جاری است و جاودانه در آنند، این پیشکش الهی است و آنچه در نزد خداوند است برای نیکوکاران بهتر است‌///ولی کسانی (که ایمان دارند، و) از پروردگارشان می‌پرهیزند، برای آنها باغهایی از بهشت است، که از زیر درختانش نهرها جاری است؛ همیشه در آن خواهند بود. این، نخستین پذیرایی است که از سوی خداوند به آنها می‌رسد؛ و آنچه در نزد خداست، برای نیکان بهتر است!///لیکن آنان که پروردگار خود را ترسیدند برای ایشان است باغهائی که جاری است از زیر آنها جویها جاودانان در آنها پیشکشی از نزد خدا و آنچه نزد خدا است بهتر است برای نیکان‌///ولی کسانی که از پروردگارشان پروا دارند، برایشان باغ‌هایی است که از زیر (درختان) شان نهرها روان است، (که) در آن جاودانه‌اند. حال آنکه (این) مهمان‌سرایی از جانب خداست و آنچه نزد خداست برای نیکان بهتر است. quran_en_fa And there are, certainly, among the People of the Book, those who believe in Allah, in the revelation to you, and in the revelation to them, bowing in humility to Allah: They will not sell the Signs of Allah for a miserable gain! For them is a reward with their Lord, and Allah is swift in account. بی تردید از اهل کتاب کسانی هستند که به خدا و آنچه به سوی شما نازل شده و آنچه به سوی خودشان فرود آمده ایمان می‌آورند، در حالی که در برابر خدا فروتن و خاکسار بوده، آیات خدا را به بهای اندک نمی‌فروشند. برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی شایسته و مناسب است؛ یقینا خدا حسابرسی سریع است.///بی تردید از اهل کتاب کسانی هستند که به خدا و آنچه به سوی شما نازل شده و آنچه به سوی خودشان فرود آمده ایمان می‌آورند، در حالی که در برابر خدا فروتن و خاکسار بوده، آیات خدا را به بهای اندک نمی‌فروشند. برای آنان نزد پروردگارشان پاداشی شایسته و مناسب است؛ یقینا خدا حسابرسی سریع است.///بعضى از اهل کتاب به خدا و کتابى که بر شما نازل شده و کتابى که بر خودشان نازل شده است ایمان دارند. مطیع فرمان خدایند. آیات خدا را به بهاى اندک نمى‌فروشند. مزد ایشان نزد پروردگارشان است. هر آینه خدا حسابها را زود خواهد رسید.///و البته از میان اهل کتاب کسانى هستند که خاشعانه در برابر خدا به آنچه بر شما نازل شده و آنچه بر خودشان نازل گردیده ایمان مى‌آورند و آیات خدا را به بهاى ناچیز نمى‌فروشند. اینانند که پاداششان نزد پروردگارشان [برایشان محفوظ] است و مسلما خدا حسابرس سریع///و البته از میان اهل کتاب کسانى هستند که به خدا و بدانچه به سوى شما نازل شده و به آنچه به سوى خودشان فرود آمده ایمان دارند، در حالى که در برابر خدا خاشعند، و آیات خدا را به بهاى ناچیزى نمى‌فروشند. اینانند که نزد پروردگارشان پاداش خود را خواهند داشت. آرى! خدا زودشمار است.///و بعضى از اهل کتاب، کسانى هستند که به خداوند و آنچه به سوی شما نازل شده و آنچه به سوی خودشان نازل گردیده، خاشعانه ایمان مى‌آورند و آیات الهى را به بهایى اندک معامله نمى‌کنند. پاداش آنها، نزد پروردگارشان است. بی‌گمان خداوند [اعمال بندگان را] به سرعت حساب مى‌کند [و پاداش مى‌دهد].///همانا برخی از اهل کتاب کسانی‌اند که به خدا و کتاب آسمانی شما و کتاب آسمانی خودشان ایمان آورند در حالی که مطیع فرمان خدا بوده و آیات خدا را به بهای اندک نفروشند، آن طایفه را نزد خدا پاداش نیکوست، و البته خدا حساب خلق را سریع و آسان خواهد رسید.///و از اهل کتاب کسانی هستند که به خداوند و آنچه برای شما نازل شده و آنچه برای خودشان نازل شده، ایمان دارند، و در برابر خداوند خاشعند و آیات الهی را به بهای ناچیز نمی‌فروشند، پاداش اینان نزد پروردگارشان [محفوظ] است که خداوند زودشمار است‌///و از اهل کتاب، کسانی هستند که به خدا، و آنچه بر شما نازل شده، و آنچه بر خودشان نازل گردیده، ایمان دارند؛ در برابر (فرمان) خدا خاضعند؛ و آیات خدا را به بهای ناچیزی نمی‌فروشند. پاداش آنها، نزد پروردگارشان است. خداوند، سریع الحساب است. (تمام اعمال نیک آنها را به سرعت حساب می‌کند، و پاداش می‌دهد.)///همانا از اهل کتاب است آنکه ایمان آورد به خدا و آنچه فرود آورده شد بر شما و آنچه فرود آورده شد بر ایشان فروتنی‌کنان برای خدا نفروشند آیتهای خدا را به بهائی کم آنان را است پاداش ایشان نزد پروردگارشان همانا خدا است شتابنده در حساب‌///و بی‌گمان از میان اهل کتاب کسانی هستند که به خدا - و بدانچه سوی شما نازل شده و به آنچه سوی خودشان فرود آمده - ایمان می‌آورند، در حالی که برای خدا خاشعند، و با آیات خدا (چیزی را به) بهایی ناچیز نمی‌خرند. ایشانند که نزد پروردگارشان پاداش خود را خواهند داشت. همواره، خدا زودشمار است. quran_en_fa O ye who believe! Persevere in patience and constancy; vie in such perseverance; strengthen each other; and fear Allah; that ye may prosper. ای اهل ایمان! [در برابر حوادث] شکیبایی کنید، و دیگران را هم به شکیبایی وادارید، و با یکدیگر [چه در حال آسایش چه در بلا و گرفتاری] پیوند و ارتباط برقرار کنید و از خدا پروا نمایید تا رستگار شوید.///ای اهل ایمان! [در برابر حوادث] شکیبایی کنید، و دیگران را هم به شکیبایی وادارید، و با یکدیگر [چه در حال آسایش چه در بلا و گرفتاری] پیوند و ارتباط برقرار کنید و از خدا پروا نمایید تا رستگار شوید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، شکیبا باشید و دیگران را به شکیبایى فراخوانید و در جنگها پایدارى کنید و از خدا بترسید، باشد که رستگار شوید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! صبورى کنید و استقامت ورزید و از مرزها مراقبت نمایید و از خدا پروا کنید، باشد که رستگار شوید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، صبر کنید و ایستادگى ورزید و مرزها را نگهبانى کنید و از خدا پروا نمایید، امید است که رستگار شوید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! [در برابر مشکلات و ناملایمات] صبر کنید و یکدیگر را به صبر فراخوانید [و در برابر دشمنان پایدار باشید] و از مرزها مراقبت کنید و از خداوند پروا داشته باشید، شاید رستگار شوید.///ای اهل ایمان، (در کار دین) صبور باشید و یکدیگر را به صبر و مقاومت سفارش کنید و مهیا و مراقب کار دشمن بوده و خداترس باشید، باشد که فیروز و رستگار گردید.///ای مؤمنان شکیبایی و پایداری ورزید و آماده جهاد [و سایر عبادات‌] باشید، و از خداوند پروا کنید، باشد که رستگار شوید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! (در برابر مشکلات و هوسها،) استقامت کنید! و در برابر دشمنان (نیز)، پایدار باشید و از مرزهای خود، مراقبت کنید و از خدا بپرهیزید، شاید رستگار شوید!///ای آنان که ایمان آوردید بردبار باشید و شکیبائی ورزید و خویش را آماده جنگ نگه دارید و بترسید خدا را شاید رستگار شوید///هان ای کسانی که ایمان آورد‌ید! صبر کنید، و (هم) در صبر هماهنگی نمایید، و با یکدیگر رابطه و پیوند داشته باشید، و مرزها را نگهبانی نمایید، و از خدا پروا نمایید. شاید (خود و دیگران را) رستگار کنید. quran_en_fa O mankind! reverence your Guardian-Lord, who created you from a single person, created, of like nature, His mate, and from them twain scattered (like seeds) countless men and women;- reverence Allah, through whom ye demand your mutual (rights), and (reverence) the wombs (That bore you): for Allah ever watches over you. ای مردم! از [مخالفت با فرمان‌های] پروردگارتان بپرهیزید، آنکه شما را از یک تن آفرید و جفتش را [نیز] از [جنس] او پدید آورد و از آن دو تن، مردان و زنان بسیاری را پراکنده و منتشر ساخت. و از خدایی که به نام او از یکدیگر درخواست می‌کنید، پروا کنید و از [قطع رابطه با] خویشاوندان بپرهیزید. یقینا خدا همواره بر شما حافظ و نگهبان است.///ای مردم! از [مخالفت با فرمان‌های] پروردگارتان بپرهیزید، آنکه شما را از یک تن آفرید و جفتش را [نیز] از [جنس] او پدید آورد و از آن دو تن، مردان و زنان بسیاری را پراکنده و منتشر ساخت. و از خدایی که به نام او از یکدیگر درخواست می‌کنید، پروا کنید و از [قطع رابطه با] خویشاوندان بپرهیزید. یقینا خدا همواره بر شما حافظ و نگهبان است.///اى مردم، بترسید از پروردگارتان، آن که شما را از یک تن بیافرید و از آن یک تن همسر او را و از آن دو، مردان و زنان بسیار پدید آورد. و بترسید از آن خدایى که با سوگند به نام او از یکدیگر چیزى مى‌خواهید و زنهار از خویشاوندان مبرید. هر آینه خدا مراقب شماست.///اى مردم! از پروردگارتان، که شما را از یک تن آفرید و همسرش را از او آفرید و از آن دو، مردان و زنان بسیارى را منتشر ساخت پروا کنید و از خدایى که به [نام‌] او از یکدیگر درخواست مى‌کنید و در مورد ارحام از خدا پروا کنید. همانا خداوند مراقب شماست///اى مردم، از پروردگارتان که شما را از «نفس واحدى» آفرید و جفتش را [نیز] از او آفرید، و از آن دو، مردان و زنان بسیارى پراکنده کرد، پروا دارید؛ و از خدایى که به [نام‌] او از همدیگر درخواست مى‌کنید پروا نمایید؛ و زنهار از خویشاوندان مبرید، که خدا همواره بر شما نگهبان است.///اى مردم! از پروردگارتان پروا کنید، همان که شما را از یک انسان آفرید و همسرش را نیز از [جنس] او آفرید و از آن دو، مردان و زنان بسیارى را پراکنده ساخت. و از خدایى که [با سوگند به نام] او از یکدیگر درخواست مى‌کنید، پروا کنید. و از [قطع رابطه با] خویشاوندان بپرهیزید که خداوند همواره مراقب شماست.///ای مردم، بترسید از پروردگار خود، آن خدایی که همه شما را از یک تن بیافرید و هم از آن، جفت او را خلق کرد و از آن دو تن خلقی بسیار در اطراف عالم از مرد و زن پراکند، و بترسید از آن خدایی که به نام او از یکدیگر مسئلت و درخواست می‌کنید و درباره ارحام کوتاهی نکنید، که خدا مراقب اعمال شماست.///ای مردم از پروردگارتان پروا کنید، همو که شما را از یک تن یگانه بیافرید و همسر او را هم از او پدید آورد و از آن دو مردان و زنان بسیاری پراکند، و از خدایی که به نام او پیمان می‌بندید یا سوگند می‌دهید، همچنین از گسستن پیوند خویشاوندان پروا کنید، چرا که خداوند [ناظر و] نگاهبان شماست‌///ای مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهیزید! همان کسی که همه شما را از یک انسان آفرید؛ و همسر او را (نیز) از جنس او خلق کرد؛ و از آن دو، مردان و زنان فراوانی (در روی زمین) منتشر ساخت. و از خدایی بپرهیزید که (همگی به عظمت او معترفید؛ و) هنگامی که چیزی از یکدیگر می‌خواهید، نام او را می‌برید! (و نیز) (از قطع رابطه با) خویشاوندان خود، پرهیز کنید! زیرا خداوند، مراقب شماست.///ای مردم بترسید پروردگار خود را که آفریدتان از یک تن و آفرید از او جفتش را و گسترانید از آنان مردانی بسیار و زنانی و بترسید خداوندی را که از او پرسش شوید و رحمها همانا خداوند است بر شما نگهبان‌///هان ای مردمان! از پروردگارتان پروا کنید: کسی که همه‌ی شما را از یک تن آفرید و همسرش را (نیز) از او پدید آورد، و از این دو، مردان و زنانی بسیار پراکند. و خدا را پروا بدارید که به (وسیله‌ی) او (از یکدیگر) درخواست (و با هم همکاری) می‌کنید و (نیز) ارحامتان را (پروا بدارید). همواره خدا بر (سر و سامان) ‌تان بسی نگهبان بوده است. quran_en_fa To orphans restore their property (When they reach their age), nor substitute (your) worthless things for (their) good ones; and devour not their substance (by mixing it up) with your own. For this is indeed a great sin. اموال یتیمان را [پس از رشدشان] به آنان بدهید، و [اموال] پست و بی ارزش [خود] را با [اموال] مرغوب و با ارزش [آنان] عوض نکنید؛ و اموالشان را با ضمیمه کردن به اموال خود نخورید؛ زیرا آن گناهی بزرگ است.///اموال یتیمان را [پس از رشدشان] به آنان بدهید، و [اموال] پست و بی ارزش [خود] را با [اموال] مرغوب و با ارزش [آنان] عوض نکنید؛ و اموالشان را با ضمیمه کردن به اموال خود نخورید؛ زیرا آن گناهی بزرگ است.///مال یتیمان را به یتیمان دهید و حرام را با حلال مبادله مکنید. و اموال آنها را همراه با اموال خویش مخورید، که این گناهى بزرگ است.///و اموال یتیمان را به آنان بدهید و مال مرغوب [آنها] را با مال نامرغوب [خود] عوض نکنید و اموال آنها را با اموال خودتان مخورید که این گناه بزرگى است///و اموال یتیمان را به آنان [باز] دهید، و [مال پاک‌] و [مرغوب آنان] را با [مال‌] ناپاک [خود] عوض نکنید؛ و اموال آنان را همراه با اموال خود مخورید که این گناهى بزرگ است.///و اموال یتیمان را به آنان [باز پس] دهید و اموال بد [خود] را با اموال خوب [یتیمان] عوض نکنید و اموال آنان را با اموال خود نخورید. زیرا این گناه بزرگى است.///و اموال یتیمان را پس از بلوغ به دست آنها دهید، و مال بد و نامرغوب خود را به مرغوب (آنها) تبدیل نکنید و اموال آنان را به ضمیمه اموال خود مخورید، که این گناهی بس بزرگ است.///و اموال یتیمان را به ایشان برگردانید و پلید را جانشین پاک مسازید و اموال ایشان را با اموال خویش مخورید که این گناه بزرگی است‌///و اموال یتیمان را (هنگامی که به حد رشد رسیدند) به آنها بدهید! و اموال بد (خود) را، با اموال خوب (آنها) عوض نکنید! و اموال آنان را همراه اموال خودتان (با مخلوط کردن یا تبدیل نمودن) نخورید، زیرا این گناه بزرگی است!///بپردازید به یتیمان اموال ایشان را و زشت را به جای زیبا ندهید و نخورید اموال آنان را با اموال خویش که آن است همانا گناهی بزرگ‌///و اموال یتیمان را به آنان بازپس دهید و مال پاکیزه و مرغوب آنان را با (مال) ناپاکیزه (‌ی خودتان) هرگز جایگزین نکنید و اموال آنان را در شمار اموال خودتان مخورید (که) بی‌گمان این گناهی بزرگ بوده است. quran_en_fa If ye fear that ye shall not be able to deal justly with the orphans, Marry women of your choice, Two or three or four; but if ye fear that ye shall not be able to deal justly (with them), then only one, or (a captive) that your right hands possess, that will be more suitable, to prevent you from doing injustice. واگر می‌ترسید که نتوانید در مورد دختران یتیم [در صورت ازدواج با آنان] عدالت ورزید، بنابراین از [دیگر] زنانی که شما را خوش آید دو دو و سه سه و چهار چهار به همسری بگیرید. پس اگر می‌ترسید که با آنان به عدالت رفتار نکنید، به یک زن یا به کنیزانی که مالک شده‌اید [اکتفا کنید]؛ این [اکتفای به یک همسر عقدی] به اینکه ستم نورزید و از راه عدالت منحرف نشوید، نزدیک‌تر است.///واگر می‌ترسید که نتوانید در مورد دختران یتیم [در صورت ازدواج با آنان] عدالت ورزید، بنابراین از [دیگر] زنانی که شما را خوش آید دو دو و سه سه و چهار چهار به همسری بگیرید. پس اگر می‌ترسید که با آنان به عدالت رفتار نکنید، به یک زن یا به کنیزانی که مالک شده‌اید [اکتفا کنید]؛ این [اکتفای به یک همسر عقدی] به اینکه ستم نورزید و از راه عدالت منحرف نشوید، نزدیک‌تر است.///اگر شما را بیم آن است که در کار یتیمان عدالت نورزید، از زنان هر چه شما را پسند افتد، دو دو، و سه سه و چهار چهار به نکاح درآورید. و اگر بیم آن دارید که به عدالت رفتار نکنید تنها یک زن بگیرید یا هر چه مالک آن شوید. این راهى بهتر است تا مرتکب ستم نگردید.///و اگر بیم آن دارید که در باره‌ى [ازدواج‌] با دختران یتیم انصاف نکنید، از دیگر زنان هر چه خوش دارید، دو یا سه و یا چهار زن را به همسرى درآورید. پس اگر بیم آن دارید که عدالت را رعایت نکنید، به یک همسر و یا به آنچه مالک آنید (کنیز) بسنده کنید که این راه///و اگر در اجراى عدالت میان دختران یتیم بیمناکید، هر چه از زنان [دیگر] که شما را پسند افتاد، دو دو، سه سه، چهار چهار، به زنى گیرید. پس اگر بیم دارید که به عدالت رفتار نکنید، به یک [زن آزاد] یا به آنچه [از کنیزان‌] مالک شده‌اید [اکتفا کنید]. این [خوددارى‌] نزدیکتر است تا به ستم گرایید [و بیهوده عیال‌وار گردید].///و اگر مى‌ترسید که نتوانید عدالت [میان همسران] را، در مورد دختران یتیم، مراعات کنید، [بجای آنان] با زنان دلخواه دیگر ازدواج کنید، دو یا سه یا چهار همسر. پس اگر مى‌ترسید که نتوانید [میان آنان نیز] به عدالت رفتار کنید، [به] یک همسر یا کنیزى که مال شماست [بسنده کنید]. این کار، به ترک ظلم و ستم نزدیک‌تر است.///و اگر بترسید که مبادا درباره یتیمان (ازدواج با دختران یتیم) مراعات عدل نکنید پس آن کس از زنان را به نکاح خود درآرید که شما را نیکو (و مناسب با عدالت) است: دو یا سه یا چهار (نه بیشتر) و اگر بترسید که (چون زنان متعدد گیرید) راه عدالت نپیموده و به آنها ستم می‌کنید پس تنها یک زن اختیار کنید و یا چنانچه کنیزی دارید به آن اکتفا کنید، که این نزدیکتر به عدالت و ترک ستمکاری است.///و اگر بیمناکید که در حق دختران یتیم به عدل و انصاف رفتار نکنید، در این صورت از زنانی که می‌پسندید [یک یا] دو و [یا] سه و [یا] چهار تن را به همسری درآورید، و اگر می‌ترسید که مبادا عادلانه رفتار نکنید، فقط به یک تن، یا ملک یمین [کنیز] اکتفا کنید، این نزدیکتر است به اینکه ستم نکنید///و اگر می‌ترسید که (بهنگام ازدواج با دختران یتیم،) عدالت را رعایت نکنید، (از ازدواج با آنان، چشم‌پوشی کنید و) با زنان پاک (دیگر) ازدواج نمائید، دو یا سه یا چهار همسر و اگر می‌ترسید عدالت را (درباره همسران متعدد) رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید، و یا از زنانی که مالک آنهائید استفاده کنید، این کار، از ظلم و ستم بهتر جلوگیری می‌کند.///و اگر بترسید که دادگری نکنید در یتیمان پس کابین بندید بر آنچه خوش آید شما را (یا پاک باشد برای شما) از زنان دو تا و سه تا و چهار تا و اگر ترسیدید که دادگری نکنید پس یکی را یا آنچه ملک یمین شما باشد این است نزدیکتر بدانکه ستم نکنید (یا کجروی نکنید)///و اگر در (اجرای) قسط [: فوق عدالت] میان یتیمان بیمناکید (دست کم) هر چه از زنان که شما را پسند افتاد -دو دو، سه سه و چهار چهار- به همسری برگزینید. پس اگر بیم دارید (که نسبت به آنان یا خودتان از نظر اجتماعی، اقتصادی، دینی و سایر جهات) به عدالت رفتار نکنید، به یک زن (آزاد) یا به آنچه دسترس دارید (مانند متعه یا کنیز یا عزوبت) اکتفا کنید (که) این (خودداری) نزدیکتر است به اینکه سنگین‌بار و زیان‌کار نشوید. quran_en_fa And give the women (on marriage) their dower as a free gift; but if they, of their own good pleasure, remit any part of it to you, Take it and enjoy it with right good cheer. ومهریه زنان را به عنوان هدیه‌ای الهی با میل و رغبت [و بدون چشم داشت و منت گذاری] به خودشان بدهید؛ واگر چیزی از آن را با میل و رضایت خود به شما ببخشند، آن را حلال و گوارا بخورید.///ومهریه زنان را به عنوان هدیه‌ای الهی با میل و رغبت [و بدون چشم داشت و منت گذاری] به خودشان بدهید؛ واگر چیزی از آن را با میل و رضایت خود به شما ببخشند، آن را حلال و گوارا بخورید.///مهر زنان را به طیب خاطر به آنها بدهید. و اگر پاره‌اى از آن را به رضایت به شما بخشیدند بگیرید که خوش و گوارایتان خواهد بود.///و کابین بانوان را به رغبت تقدیمشان کنید، و اگر آنها با رضایت خاطر چیزى از آن را به شما بخشیدند آن را مباح و گوارا بخورید///و مهر زنان را به عنوان هدیه‌اى از روى طیب خاطر به ایشان بدهید؛ و اگر به میل خودشان چیزى از آن را به شما واگذاشتند، آن را حلال و گوارا بخورید.///و مهریه زنان را به عنوان هدیه و با رغبت به آنان بدهید. پس اگر با میل و رضایت خویش چیزى از آن را به شما بخشیدند، آن را حلال و گوارا مصرف کنید.///و مهر زنان را در کمال رضایت به آنها بپردازید، پس اگر چیزی از مهر خود را از روی رضا و خشنودی به شما بخشیدند، از آن برخوردار شوید که شما را حلال و گوارا خواهد بود.///و مهر زنان را به ایشان با خوشدلی بدهید، ولی اگر به طیب خاطر خویش، چیزی از آن را به شما بخشیدند، آن را نوشین و گوارا بخورید///و مهر زنان را (بطور کامل) بعنوان یک بدهی (یا عطیه،) به آنان بپردازید! (ولی) اگر آنها چیزی از آن را با رضایت خاطر به شما ببخشند، حلال و گوارا مصرف کنید!///و دهید به زنان تصدقهای (کابینهای) آنان را بخششی و اگر به دلخواه خویش گذشتند از چیزی از آن برای شما پس بخوریدش گوارا نوش باد///و مهریه‌ی زنان را به عنوان هدیه‌ی زناشویی بدون منتی به شیرینی به ایشان بدهید. پس اگر به میل خودشان چیزی از آن را به شما واگذاشتند، آن را گوارا بخورید. quran_en_fa To those weak of understanding Make not over your property, which Allah hath made a means of support for you, but feed and clothe them therewith, and speak to them words of kindness and justice. و اموالتان را که خدا مایه قوام و برپایی [زندگی] شما گردانیده به سبک مغزان ندهید، ولی آنان را از درآمد آن بخورانید و لباس بپوشانید و با آنان به صورتی شایسته و پسندیده سخن گویید.///و اموالتان را که خدا مایه قوام و برپایی [زندگی] شما گردانیده به سبک مغزان ندهید، ولی آنان را از درآمد آن بخورانید و لباس بپوشانید و با آنان به صورتی شایسته و پسندیده سخن گویید.///اموالتان را که خدا قوام زندگى شما ساخته است به دست سفیهان مدهید، ولى از آن هزینه و لباسشان دهید و با آنان سخن به نیکى گویید.///و اموالى که خداوند آن را وسیله قوام زندگى شما قرار داده است در اختیار سفیهان قرار ندهید، و از آن به آنها خوراک و پوشاک بدهید و با آنها نیکو سخن بگویید///و اموال خود را -که خداوند آن را وسیله قوام [زندگى‌] شما قرار داده- به سفیهان مدهید، و [لى‌] از [عواید] آن به ایشان بخورانید و آنان را پوشاک دهید؛ و با آنان سخنى پسندیده بگویید.///و اموالتان را که خداوند وسیله قوام و برپایى [زندگى] شما قرار داده، به دست سفیهان نسپارید، [ولى] از درآمد آن به آنها روزى دهید و آنان را بپوشانید و با آنان سخن شایسته و نیکو بگویید.///و اموالی که خدا قوام زندگی شما را به آن مقرر داشته به تصرف سفیهان ندهید و از مالشان نفقه و لباس به آنها دهید و با آنان سخن نیکو و دلپسند گویید.///و به کم‌خردان اموالشان را که خداوند شما را به سرپرستی آن گماشته است ندهید و از [سود و بهره‌] آن خوراک و پوشاکشان دهید و با آنان به زبان خوش سخن بگویید///اموال خود را، که خداوند وسیله قوام زندگی شما قرار داده، به دست سفیهان نسپارید و از آن، به آنها روزی دهید! و لباس بر آنان بپوشانید و با آنها سخن شایسته بگویید!///و ندهید به کم‌خردان اموالتان را که آن را خدا پایداری شما گردانیده است و لیکن خوراک و پوشاک دهیدشان از آن و بگوئید بدیشان گفتاری نیک‌///و اموالتان را -که آنها را خدا (وسیله‌ی) قوام و به پا داشتن (زندگی) شما قرار داده- به سفیهان مدهید، و در آن نیازهایشان را تأمین کنید و آنان را پوشاک دهید، و با آنان سخنی پسندیده بگویید. quran_en_fa Make trial of orphans until they reach the age of marriage; if then ye find sound judgment in them, release their property to them; but consume it not wastefully, nor in haste against their growing up. If the guardian is well-off, Let him claim no remuneration, but if he is poor, let him have for himself what is just and reasonable. When ye release their property to them, take witnesses in their presence: But all-sufficient is Allah in taking account. و یتیمان را [نسبت به امور زندگی] بیازمایید تا زمانی که به حد ازدواج برسند، پس اگر در آنان رشد لازم را یافتید اموالشان را به خودشان بدهید و آن را از [ترس] آنکه مبادا به سن رشد رسند [و از شما بگیرند] به اسراف وشتاب مخورید. و [از سرپرستان ایتام] آنکه توانگر است باید [از تصرف در مال یتیم به عنوان حق الزحمه] خودداری کند؛ و هر که تهیدست است به اندازه متعارف مصرف نماید؛ وهنگامی که خواستید اموالشان را به خودشان بدهید [برای آنکه در آینده اختلاف و نزاعی پیش نیاید] بر آنان گواه بگیرید؛ و خدا برای محاسبه کافی است.///و یتیمان را [نسبت به امور زندگی] بیازمایید تا زمانی که به حد ازدواج برسند، پس اگر در آنان رشد لازم را یافتید اموالشان را به خودشان بدهید و آن را از [ترس] آنکه مبادا به سن رشد رسند [و از شما بگیرند] به اسراف وشتاب مخورید. و [از سرپرستان ایتام] آنکه توانگر است باید [از تصرف در مال یتیم به عنوان حق الزحمه] خودداری کند؛ و هر که تهیدست است به اندازه متعارف مصرف نماید؛ وهنگامی که خواستید اموالشان را به خودشان بدهید [برای آنکه در آینده اختلاف و نزاعی پیش نیاید] بر آنان گواه بگیرید؛ و خدا برای محاسبه کافی است.///یتیمان را بیازمایید تا آنگاه که به سن زناشویى رسند، پس اگر در آنان رشدى یافتید اموالشان را به خودشان واگذارید. و از بیم آنکه مباد به سن رشد رسند اموالشان را به ناحق و شتاب مخورید. هر که توانگر است عفت ورزد و هر که بینواست به آن اندازه که عرف تصدیق کند بخورد. و چون اموالشان را تسلیمشان کردید کسانى را بر آنان به شهادت گیرید و خدا براى حساب کشیدن کافى است.///و یتیمان را بیازمایید تا آن‌گاه که به سن ازدواج رسیدند، پس اگر در آنها رشد یافتید اموالشان را به آنها بدهید، و آن را از بیم آن که مبادا بزرگ شوند [و اموالشان را پس بگیرند] به اسراف و شتاب نخورید. هر که توانگر بود خویشتن‌دارى کند و هر که تهیدست بود د///و یتیمان را بیازمایید تا وقتى به [سن‌] زناشویى برسند؛ پس اگر در ایشان رشد [فکرى‌] یافتید، اموالشان را به آنان رد کنید، و آن را [از بیم آنکه مبادا] بزرگ شوند، به اسراف و شتاب مخورید. و آن کس که توانگر است باید [از گرفتن اجرت سرپرستى‌] خوددارى ورزد؛ و هر کس تهیدست است باید مطابق عرف [از آن‌] بخورد؛ پس هر گاه اموالشان را به آنان رد کردید بر ایشان گواه بگیرید، خداوند حسابرسى را کافى است.///و یتیمان را بیازمایید، تا هنگامى که به [بلوغ] برسند، پس اگر در آنان رشد یافتید، اموالشان را به آنها بازگردانید و آن را از [بیم] این که بزرگ شوند [و از شما پس بگیرند] به اسراف و شتاب، مصرف نکنید. و هر که بى‌نیاز است، [از گرفتن اجرت سرپرستی] خودداری ورزد. و آن که نیازمند است، به مقدار متعارف مى‌تواند مصرف کند. پس هنگامی که اموالشان را به آنان بازمى‌گردانید، بر آنان گواه و شاهد بگیرید. [این گواهى براى حفظ حقوق یتیمان است، وگرنه] خدا براى محاسبه کافى است.///یتیمان را آزمایش کنید تا هنگامی که بالغ شده و قدرت بر نکاح پیدا کنند آن‌گاه اگر آنها را دانا به درک مصالح زندگی خود یافتید اموالشان را به آنها باز دهید، و به اسراف و عجله مال آنها را حیف و میل مکنید بدین اندیشه که مبادا بزرگ شوند (و اموالشان را از شما بگیرند). و هر کس (از اولیاء یتیم) داراست (از تصرف در مال او) خودداری کند، و هر که فقیر است (در مقابل نگهبانی او از مال یتیم) به قدر متعارف ارتزاق کند، پس آن‌گاه که مالشان را به آنها رد کردید باید بر رد مال بر آنها گواه گیرید، و گواهی خدا برای محاسبه خلق کافی است.///و یتیمان را بیازمایید تا هنگامی که قابلیت زناشویی پیدا کنند، آنگاه اگر در آنان کاردانی سراغ گرفتید اموالشان را به آنان برگردانید و آن را به اسراف و پیشاپیش از بیم آنکه مبادا بالغ و بزرگ شوند نخورید و هرکس توانگر بود خویشتنداری کند و هرکس تنگدست باشد، در حد عرف از آن بخورد، و هرگاه که اموالشان را به آنان برگرداندید، بر آنان گواه بگیرید که خداوند حسابرسی را کافی است‌///و یتیمان را چون به حد بلوغ برسند، بیازمایید! اگر در آنها رشد (کافی) یافتید، اموالشان را به آنها بدهید! و پیش از آنکه بزرگ شوند، اموالشان را از روی اسراف نخورید! هر کس که بی‌نیاز است، (از برداشت حق الزحمه) خودداری کند؛ و آن کس که نیازمند است، به طور شایسته (و مطابق زحمتی که می‌کشد،) از آن بخورد. و هنگامی که اموالشان را به آنها بازمی‌گردانید، شاهد بگیرید! اگر چه خداوند برای محاسبه کافی است.///و بیازمائید یتیمان را تا گاهی که به زناشوئی رسیدند پس اگر یافتید از ایشان خردمندیی پس بپردازید بدیشان اموال ایشان را و نخورید آنها را به اسراف (به بیهوده و گزاف در هزینه) و پیشی جستن که نبادا بزرگ شوند و آن که بی‌نیاز است خودداری کند و آن که نیازمند است باید بخورد به متعارف و هرگاه دادید بدیشان اموالشان را پس گواه گیرید بر ایشان و بس است خدا حسابداری‌///و یتیمان را بیازمایید تا هنگامی که به (سن) زناشویی رسند؛ پس اگر در ایشان رشدی (اقتصادی) یافتید، اموالشان را به آنان واگذارید، و اموال آنها را از (بیم) آنکه مبادا به (این) رشد رسند به اسراف و شتاب مخورید. و آن کس که توانگر بوده باید (از گرفتن مزد سرپرستی،) عفاف و خودداری جوید و هر کس تهی‌دست بوده است می‌تواند مطابق عرف شرعی (و به اندازه‌ی ضرورت و تحمل مال یتیم از آن) بخورد. پس هرگاه اموالشان را به آنان رد کردید برایشان گواه بگیرید. و خدا برای حسابگری کافی است. quran_en_fa From what is left by parents and those nearest related there is a share for men and a share for women, whether the property be small or large,-a determinate share. برای مردان از آنچه پدر و مادر و نزدیکان [پس از مرگ خود] به جای می‌گذارند سهمی است؛ و برای زنان هم آنچه پدر و مادر و نزدیکان به جای می‌گذارند سهمی است، اندک باشد یا بسیار، سهمی است لازم وواجب.///برای مردان از آنچه پدر و مادر و نزدیکان [پس از مرگ خود] به جای می‌گذارند سهمی است؛ و برای زنان هم آنچه پدر و مادر و نزدیکان به جای می‌گذارند سهمی است، اندک باشد یا بسیار، سهمی است لازم وواجب.///از هر چه پدر و مادر و خویشاوندان به ارث مى‌گذارند، مردان را نصیبى است. و از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان به ارث مى‌گذارند چه اندک و چه بسیار زنان را نیز نصیبى است، نصیبى معین.///مردان را از آنچه پدر و مادر و خویشان به جا مى‌گذارند سهمى است، و براى زنان نیز از آنچه پدر و مادر و خویشان به جا مى‌گذارند سهمى است، چه کم باشد چه زیاد، [و] این سهمى تعیین شده است///براى مردان، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان [آنان‌] بر جاى گذاشته‌اند سهمى است؛ و براى زنان [نیز] از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان [آنان‌] بر جاى گذاشته‌اند سهمى [خواهد بود] -خواه آن [مال‌] کم باشد یا زیاد- نصیب هر کس مفروض شده است.///براى مردان، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان، [پس از مرگ] بر جاى گذاشته‌اند، سهمى است، و براى زنان [نیز] از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جاى گذاشته‌اند، سهمى است، خواه کم باشد یا زیاد؛ سهمى معین و مقرر [که پرداخت آن واجب است].///برای فرزندان پسر، سهمی از ترکه ابوین و خویشان است و برای فرزندان دختر نیز سهمی از ترکه ابوین و خویشان است، چه مال اندک باشد یا بسیار، نصیب هر کس از آن معین گردیده.///مردان را از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان باقی می‌گذارند، بهره‌ای است، همچنین زنان را از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان باقی می‌گذارند، بهره‌ای است، چه کم باشد چه بسیار، چنین بهره‌ای معین [و از جانب خداوند] مقرر است‌///برای مردان، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان از خود بر جای می‌گذارند، سهمی است؛ و برای زنان نیز، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان می‌گذارند، سهمی؛ خواه آن مال، کم باشد یا زیاد؛ این سهمی است تعیین شده و پرداختنی.///مردان را است بهره‌ای از آنچه بازگذاردند پدر و مادر و نزدیکان و زنان را است بهره‌ای از آنچه بازگذاردند پدر و مادر و نزدیکان از کم یا بیش آن بهره‌ای بایسته و مشخص‌///برای مردان، (و کل ذکور) از (تمامی) آنچه پدران و مادران و خویشاوندان نزدیکترشان بر جای گذاشته‌اند سهمی است و برای زنان (و کل نسوان نیز) از (تمامی) آنچه پدران و مادران و خویشاوندان نزدیکترشان برجای گذاشته‌اند سهمی است - خواه آن (مال) کم باشد یا زیاد - در حالی‌که (برای هر دو) نصیبی مفروض [: قطعی] است. quran_en_fa But if at the time of division other relatives, or orphans or poor, are present, feed them out of the (property), and speak to them words of kindness and justice. چون هنگام تقسیم کردن ارث، خویشاوندان و یتیمان و مستمندان حاضر شدند، چیزی از آن را به ایشان بدهید، و با آنان سخنی شایسته و پسندیده گویید.///چون هنگام تقسیم کردن ارث، خویشاوندان و یتیمان و مستمندان حاضر شدند، چیزی از آن را به ایشان بدهید، و با آنان سخنی شایسته و پسندیده گویید.///و چون به هنگام تقسیم، خویشاوندان و یتیمان و مسکینان حاضر آمدند به آنان نیز چیزى ارزانى دارید و با آنان به نیکویى سخن گویید.///و چون به هنگام تقسیم ارث، خویشان [غیر وارث‌] و یتیمان و تنگدستان حضور یافتند، از آن برخوردارشان سازید و با آنها به نیکى سخن گویید///و هر گاه، خویشاوندان یتیمان و مستمندان در تقسیم [ارث‌] حاضر شدند، [چیزى‌] از آن را به ایشان ارزانى دارید و با آنان سخنى پسندیده گویید.///و اگر هنگام تقسیم [ارث]، خویشاوندانى [که ارث نمى‌برند] و یتیمان و مستمندان حاضر شدند، چیزى از آن اموال را به آنها هم بدهید و با آنان پسندیده سخن بگویید.///و چون در تقسیم (ترکه میت، اشخاصی از) خویشان و یتیمان و فقیران حاضر آیند، به چیزی از آن مال آنها را روزی دهید و با آنان سخن نیکو و دلپسند گویید.///و چون خویشاوندان [غیر از ورثه‌] و یتیمان و بینوایان بر سر تقسیم [ترکه‌] حضور یابند، از آن به چیزی ایشان را بهره‌مند سازید و با ایشان به زبان خوش سخن بگویید///و اگر بهنگام تقسیم (ارث)، خویشاوندان (و طبقه‌ای که ارث نمی‌برند) و یتیمان و مستمندان، حضور داشته باشند، چیزی از آن اموال را به آنها بدهید! و با آنان به طور شایسته سخن بگویید!///و اگر حاضر شدند قسمت را نزدیکان و یتیمان و بینوایان پس بخورانیدشان از آن و بگوئید بدیشان گفتاری نکو///و هنگامی که خویشاوندان نزدیکتر (تان‌) که ارث نمی‌برند -و (نیز) یتیمان و مستمندان- در تقسیم حاضر شدند، (چیزی) از آن به ایشان ارزانی دارید و با آنان سخنی پسندیده گویید. quran_en_fa Let those (disposing of an estate) have the same fear in their minds as they would have for their own if they had left a helpless family behind: Let them fear Allah, and speak words of appropriate (comfort). و کسانی که اگر فرزندانی ناتوان پس از خود به جای می‌گذارند، بر آنان [از ضایع شدن حقوقشان] بیم دارند، باید [از اینکه حقوق یتیمان دیگران را ضایع کنند] بترسند. پس لازم است [نسبت به شأن یتیمان] از خدا پروا کنند، و [درباره آنان] سخنی درست و استوار گویند.///و کسانی که اگر فرزندانی ناتوان پس از خود به جای می‌گذارند، بر آنان [از ضایع شدن حقوقشان] بیم دارند، باید [از اینکه حقوق یتیمان دیگران را ضایع کنند] بترسند. پس لازم است [نسبت به شأن یتیمان] از خدا پروا کنند، و [درباره آنان] سخنی درست و استوار گویند.///باید از خداى بترسند کسانى که اگر پس از خویش فرزندانى ناتوان بر جاى مى‌گذارند، از سرنوشت آنان بیمناکند. باید که از خداى بترسند و سخن عادلانه و به صواب گویند.///و کسانى که اگر بعد از خود فرزندانى ناتوان بر جاى گذارند بر [آینده‌ى‌] آنان بیم دارند، باید [در باره‌ى یتیمان مردم نیز] بترسند، پس باید از خدا پروا کنند و سنجیده سخن بگویند///و آنان که اگر فرزندان ناتوانى از خود بر جاى بگذارند بر [آینده‌] آنان بیم دارند، باید [از ستم بر یتیمان مردم نیز] بترسند. پس باید از خدا پروا دارند و سخنى [بجا و] درست گویند.///و کسانى که اگر پس از خود فرزندان ناتوانى به جای گذارند، بر [زیردست شدن] آنان مى‌ترسند، باید [از ستم بر یتیمان مردم نیز] بترسند و از خدا پروا کنند و [با آنها] سخنى استوار و شایسته بگویند.///و باید بترسند (از مکافات عمل خود) کسانی که اگر کودکان ناتوان از خود باقی می‌گذارند بر آنان بیم دارند، پس باید از خدا بترسند و (در حق ایتام مردم) سخن به اصلاح و درستی گویند.///و کسانی که اگر [درگذرند] فرزندانی خرد و ناتوان از خود باقی گذارند، برای ایشان نگرانند، باید که [در کار دیگران هم‌] از خداوند پروا کنند و سنجیده سخن بگویند///کسانی که اگر فرزندان ناتوانی از خود بیادگار بگذارند از آینده آنان می‌ترسند، باید (از ستم درباره یتیمان مردم) بترسند! از (مخالفت) خدا بپرهیزند، و سخنی استوار بگویند.///و باید بترسند آنان که اگر بازگذارند پس از خود فرزندان ناتوانی می‌ترسند بر ایشان پس بترسند خدا را و بگویند سخنی استوار///و آنان که اگر فرزندانی ناتوان (و محروم از ارث همچون این محرومان) از خود بر جای بگذارند، (که) بر (آینده‌ی) آنان بیم دارند، باید (از ستم بر این محرومان نیز) بترسند. پس باید از خدا پروا بدارند و سخنی نگهبان [: بازدارنده از پریشانیشان] برایشان بگویند. quran_en_fa Those who unjustly eat up the property of orphans, eat up a Fire into their own bodies: They will soon be enduring a Blazing Fire! بی تردید کسانی که اموال یتیمان را به ستم می‌خورند، فقط در شکم‌های خود آتش می‌خورند، و به زودی در آتش فروزان در آیند.///بی تردید کسانی که اموال یتیمان را به ستم می‌خورند، فقط در شکم‌های خود آتش می‌خورند، و به زودی در آتش فروزان در آیند.///آنان که اموال یتیمان را به ستم مى‌خورند شکم خویش پر از آتش مى‌کنند و به آتشى فروزان خواهند افتاد.///بى‌گمان، کسانى که اموال یتیمان را به ستم مى‌خورند جز آتشى در شکم‌هاى خود فرو نمى‌برند، و به زودى در آتشى افروخته وارد خواهند شد///در حقیقت، کسانى که اموال یتیمان را به ستم مى‌خورند، جز این نیست که آتشى در شکم خود فرو مى‌برند، و به زودى در آتشى فروزان درآیند.///کسانى که اموال یتیمان را به ستم مى‌خورند، در حقیقت، آتشى را در شکم خود فرومى‌برند و به زودى در آتشى افروخته وارد خواهند شد.///آنان که اموال یتیمان را به ستمگری می‌خورند، در حقیقت آنها در شکم خود آتش جهنم فرو می‌برند و به زودی در آتش فروزان خواهند افتاد.///کسانی که اموال یتیمان را به ستم می‌خورند، جز این نیست که شکمشان را از آتش می‌انبارند و به آتش سوزان [جهنم‌] در خواهند آمد///کسانی که اموال یتیمان را به ظلم و ستم می‌خورند، (در حقیقت،) تنها آتش می‌خورند؛ و بزودی در شعله‌های آتش (دوزخ) می‌سوزند.///همانا آنان که می‌خورند اموال یتیمان را به ستم جز این نیست که می‌خورند در شکمهای خویش آتش را و بزودی درآیند در آتش افروخته‌///بی‌گمان کسانی که اموال یتیمان را به ستم می‌خورند، جز این نیست که (آنها) آتشی (است که‌) در شکم‌هاشان می‌خورند، و به زودی آتشی سخت شعله‌ور را فروزان کنند. quran_en_fa Allah (thus) directs you as regards your Children's (Inheritance): to the male, a portion equal to that of two females: if only daughters, two or more, their share is two-thirds of the inheritance; if only one, her share is a half. For parents, a sixth share of the inheritance to each, if the deceased left children; if no children, and the parents are the (only) heirs, the mother has a third; if the deceased Left brothers (or sisters) the mother has a sixth. (The distribution in all cases ('s) after the payment of legacies and debts. Ye know not whether your parents or your children are nearest to you in benefit. These are settled portions ordained by Allah; and Allah is All-knowing, Al-wise. خدا شما را درباره [ارث] فرزندانتان سفارش می‌کند که سهم پسر مانند سهم دو دختر است. و اگر [میراث بران میت] دخترند و بیش از دو دختر باشند، سهم آنان دو سوم میراث است؛ و اگر یک دختر باشد، نصف میراث سهم اوست. و برای هر یک از پدر و مادر میت چنانچه میت فرزندی داشته باشد، یک ششم میراث است؛ و اگر فرزندی نداشته باشد، و [تنها] پدر و مادرش ارث می‌برند، برای مادرش یک سوم است [و باقی مانده میراث سهم پدر اوست] و اگر میت برادرانی داشته باشد، سهم مادرش یک ششم است. [همه این سهام] پس از وصیتی است که [نسبت به مال خود] می‌کند، یا [پس از] دینی است [که باید از اصل مال پرداخت شود.] شما نمی‌دانید پدران و فرزندانتان کدام یک برای شما سودمندترند [بنابراین اختلاف سهم‌ها، شما را نگران نکند و موجب اعتراض نشود]. [این تقسیم بندی] فریضه‌ای از سوی خداست؛ زیرا خدا همواره دانا و حکیم است.///خدا شما را درباره [ارث] فرزندانتان سفارش می‌کند که سهم پسر مانند سهم دو دختر است. و اگر [میراث بران میت] دخترند و بیش از دو دختر باشند، سهم آنان دو سوم میراث است؛ و اگر یک دختر باشد، نصف میراث سهم اوست. و برای هر یک از پدر و مادر میت چنانچه میت فرزندی داشته باشد، یک ششم میراث است؛ و اگر فرزندی نداشته باشد، و [تنها] پدر و مادرش ارث می‌برند، برای مادرش یک سوم است [و باقی مانده میراث سهم پدر اوست] و اگر میت برادرانی داشته باشد، سهم مادرش یک ششم است. [همه این سهام] پس از وصیتی است که [نسبت به مال خود] می‌کند، یا [پس از] دینی است [که باید از اصل مال پرداخت شود.] شما نمی‌دانید پدران و فرزندانتان کدام یک برای شما سودمندترند [بنابراین اختلاف سهم‌ها، شما را نگران نکند و موجب اعتراض نشود]. [این تقسیم بندی] فریضه‌ای از سوی خداست؛ زیرا خدا همواره دانا و حکیم است.///خدا درباره فرزندانتان به شما سفارش مى‌کند که سهم پسر برابر سهم دو دختر است. و اگر دختر باشند و بیش از دو تن، دو سوم میراث از آنهاست. و اگر یک دختر بود نصف برد و اگر مرده را فرزندى باشد هر یک از پدر و مادر یک ششم میراث را برد. و اگر فرزندى نداشته باشد و میراث‌بران تنها پدر و مادر باشند، مادر یک سوم دارایى را برد. اما اگر برادران داشته باشد سهم مادر، پس از انجام وصیتى که کرده و پرداخت وام او یک ششم باشد. و شما نمى‌دانید که از پدران و پسرانتان کدام یک شما را سودمندتر است. اینها حکم خداست، که خدا دانا و حکیم است.///خدا شما را در باره‌ى فرزندانتان سفارش مى‌کند که سهم پسر [در میراث‌] چون سهم دو دختر است پس اگر [وارثان،] دخترانى بیش از دو تن باشند، دو سوم میراث از آنهاست و اگر یک دختر باشد نیمى از میراث از آن اوست. و اگر میت را فرزندى باشد، پدر و مادر او هر یک وار///خداوند به شما در باره فرزندانتان سفارش مى‌کند: سهم پسر، چون سهم دو دختر است. و اگر [همه ورثه،] دختر [و] از دو تن بیشتر باشند، سهم آنان دو سوم ماترک است؛ و اگر [دخترى که ارث مى‌برد] یکى باشد، نیمى از میراث از آن اوست، و براى هر یک از پدر و مادر وى [=متوفى‌] یک ششم از ماترک [مقرر شده‌] است، این در صورتى است که [متوفى‌] فرزندى داشته باشد. ولى اگر فرزندى نداشته باشد و [تنها] پدر و مادرش از او ارث برند، براى مادرش یک سوم است [و بقیه را پدر مى‌برد]؛ و اگر او برادرانى داشته باشد، مادرش یک ششم مى‌برد، [البته همه اینها] پس از انجام وصیتى است که او بدان سفارش کرده یا دینى [که باید استثنا شود]. شما نمى دانید پدران و فرزندانتان کدام یک براى شما سودمندترند. [این] فرضى است از جانب خدا، زیرا خداوند داناى حکیم است.///خداوند درباره‌ی [ارث] فرزندانتان به شما سفارش مى‌کند که سهم یک پسر برابر سهم دو دختر باشد، پس اگر [همه‌ی وارثان] دختر و بیش از دو تن باشند، دو سوم میراث، سهم آنان است و اگر [تنها] یک دختر باشد، نصف میراث از آن اوست. و براى هر یک از پدر و مادر [میت]، اگر فرزندى داشته باشد، یک ششم میراث است. و اگر فرزندى نداشت و پدر و مادر، تنها وارث او باشند، مادر یک سوم مى‌برد و اگر متوفى برادرانى داشت، سهم مادر یک ششم می‌شود. [و بقیه، براى پدر است. البته تقسیم ارث] پس از عمل به وصیتى است که او سفارش کرده یا پرداخت بدهى است که باید داده شود. شما درنمی‌یابید که پدران [و مادران] و فرزندانتان، کدام‌یک برایتان سودمندترند. این احکام، از سوى خدا واجب شده است، همانا خداوند همواره دانا و حکیم است.///حکم خدا در حق فرزندان شما این است که پسر دو برابر دختر ارث برد، پس اگر همه دختر و بیش از دو تن باشند فرض همه دو ثلث [فرض‌ها یعنی سهمیه‌های معین ارث، شش نوع است: نصف، ربع (یک چهارم)، ثمن (یک هشتم)، سدس (یک ششم)، ثلث (یک سوم)، ثلثان (دو سوم).] ترکه است، و اگر یک دختر باشد نصف، و فرض هر یک از پدر و مادر یک سدس ترکه است در صورتی که میت را فرزند باشد و اگر فرزند نباشد و وارث منحصر به پدر و مادر بود، در این صورت مادر یک ثلث می‌برد (باقی را پدر)، و اگر میت را برادرانی باشد در این فرض مادر یک سدس خواهد برد، پس از آنکه حق وصیت و بدهی که به مال میت تعلق گرفته جدا شود. شما این را که پدران و فرزندان کدام یک به خیر و صلاح (و به ارث بردن) به شما نزدیکترند نمی‌دانید. (این احکام) فریضه‌ای است که خدا معین فرموده، که خدا به هر چیز دانا و آگاه است.///خداوند به شما چنین سفارش می‌کند که در مورد فرزندانتان، پسر را برابر بهره دو دختر باشد، و اگر [وارثان، دو دختر یا] بیشتر از دو دختر باشند، سهم آنان دو سوم ترکه است، و اگر فقط یک دختر باشد، سهم او نصف ترکه است، و اگر [متوفی‌] فرزند داشته باشد، برای پدر و مادرش هریک، یک ششم ترکه است، و اگر فرزند نداشته باشد، و میراث بر او فقط پدر و مادرش باشند، در این صورت برای مادرش یک سوم [و برای پدر دو سوم‌] است، و اگر برادرانی داشته باشد، سهم مادرش یک ششم است، [این تقسیم میراث‌] پس از عمل به وصیتی که کرده است یا پرداخت وامی که دارد [انجام می‌گیرد] شما نمی‌دانید که پدرانتان یا پسرانتان کدامیک بیشتر به شما سود می‌رسانند، [این احکام‌] فریضه الهی است، و خداوند دانای فرزانه است‌///خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش می‌کند که سهم (میراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد؛ و اگر فرزندان شما، (دو دختر و) بیش از دو دختر باشند، دو سوم میراث از آن آنهاست؛ و اگر یکی باشد، نیمی (از میراث،) از آن اوست. و برای هر یک از پدر و مادر او، یک ششم میراث است، اگر (میت) فرزندی داشته باشد؛ و اگر فرزندی نداشته باشد، و (تنها) پدر و مادر از او ارث برند، برای مادر او یک سوم است (و بقیه از آن پدر است)؛ و اگر او برادرانی داشته باشد، مادرش یک ششم می‌برد (و پنج ششم باقیمانده، برای پدر است). (همه اینها،) بعد از انجام وصیتی است که او کرده، و بعد از ادای دین است -شما نمی‌دانید پدران و مادران و فرزندانتان، کدامیک برای شما سودمندترند! - این فریضه الهی است؛ و خداوند، دانا و حکیم است.///دستور دهد شما را خدا در باره فرزندان شما که برای نرینه است مانند بهره دو مادینه پس اگر زنانی باشند بیش از دو تن برای ایشان است دو ثلث آنچه بازگذارده و اگر یک آن باشد پس برای او است نیم و برای پدر و مادرش هر کدام از آنان است شش یک از آنچه بازگذارده اگر وی را فرزندی باشد و اگر وی را فرزندی نباشد و ارث برد از او پدر و مادرش پس برای مادرش سه یک است و اگر وی را برادرانی باشند پس مادرش را شش یک است پس از وصیتی که کرده باشد یا وامی پدران شما و فرزندان شما ندانید کدامین نزدیکترند به شما در سودمندی بایسته است از خدا همانا خداوند است دانای حکیم‌///خدا به شما درباره‌ی فرزندانتان (در زندگی و مرگتان) سفارش می‌کند: سهم پسر، چون سهم دو دختر است و اگر همه‌ی وارثان، دخترند (و) از دو تن بیشترند، سهم آنان دو سوم ماترک است و اگر تنها یکی باشد، نیمی از میراث از آن اوست، و برای هر یک از پدر و مادرش یک‌ششم از ماترک است، اگر فرزندی داشته باشد. پس اگر فرزندی نداشته و پدر و مادرش از او ارث بردند، برای مادرش یک‌سوم (و برای پدرش همان یک‌ششم) است. پس اگر (مورث) برادران یا خواهرانی داشته باشد، مادرش یک‌ششم می‌برد. (البته) همه‌ی اینها پس از انجام وصیتی است -که او بدان سفارش می‌کند- یا دینی (که هر دو باید استثنا شود). شما نمی‌دانید کدام‌یک از پدران و فرزندانتان برایتان سودمندترند، حال آنکه (این) فریضه‌ای است از جانب خدا. همواره خدا بسی دانای حکیم بوده است. quran_en_fa In what your wives leave, your share is a half, if they leave no child; but if they leave a child, ye get a fourth; after payment of legacies and debts. In what ye leave, their share is a fourth, if ye leave no child; but if ye leave a child, they get an eighth; after payment of legacies and debts. If the man or woman whose inheritance is in question, has left neither ascendants nor descendants, but has left a brother or a sister, each one of the two gets a sixth; but if more than two, they share in a third; after payment of legacies and debts; so that no loss is caused (to any one). Thus is it ordained by Allah; and Allah is All-knowing, Most Forbearing. نصف میراثی که همسرانتان به جای می‌گذارند، اگر فرزندی نداشته باشند برای شماست، و اگر فرزندی داشته باشند یک چهارم میراث حق شماست، پس از وصیتی که نسبت به مال خود می‌کنند یا [پس از] دینی [که باید از اصل مال پرداخت شود]. و برای زنانتان چنانچه فرزندی نداشته باشید یک چهارم میراثی است که از شما به جای می‌ماند، و اگر فرزندی داشته باشید یک هشتم میراث حق آنان است، پس از وصیتی که کرده‌اید یا [پس از] دینی [که باید از اصل مال پرداخت شود]. و اگر مرد یا زنی که از او ارث می‌برند، کلاله [یعنی بی اولاد و بدون پدر و مادر] باشد و دارای برادر و خواهری است، پس برای هر یک از آن دو نفر یک ششم میراث است؛ و اگر بیش از این باشند در یک سوم میراث شریک اند، پس از وصیتی که [نسبت به مال] شده یا پس از دینی [که باید از اصل مال پرداخت شود]. [همه اینها در صورتی است که با وصیت و اقرار به دین] در وصیتش به وارثان زیان نزند. این سفارشی است از سوی خدا، و خدا دانا و بردبار است.///نصف میراثی که همسرانتان به جای می‌گذارند، اگر فرزندی نداشته باشند برای شماست، و اگر فرزندی داشته باشند یک چهارم میراث حق شماست، پس از وصیتی که نسبت به مال خود می‌کنند یا [پس از] دینی [که باید از اصل مال پرداخت شود]. و برای زنانتان چنانچه فرزندی نداشته باشید یک چهارم میراثی است که از شما به جای می‌ماند، و اگر فرزندی داشته باشید یک هشتم میراث حق آنان است، پس از وصیتی که کرده‌اید یا [پس از] دینی [که باید از اصل مال پرداخت شود]. و اگر مرد یا زنی که از او ارث می‌برند، کلاله [یعنی بی اولاد و بدون پدر و مادر] باشد و دارای برادر و خواهری است، پس برای هر یک از آن دو نفر یک ششم میراث است؛ و اگر بیش از این باشند در یک سوم میراث شریک اند، پس از وصیتی که [نسبت به مال] شده یا پس از دینی [که باید از اصل مال پرداخت شود]. [همه اینها در صورتی است که با وصیت و اقرار به دین] در وصیتش به وارثان زیان نزند. این سفارشی است از سوی خدا، و خدا دانا و بردبار است.///اگر زنانتان فرزندى نداشتند، پس از انجام دادن وصیتى که کرده‌اند و پس از پرداخت دین آنها، نصف میراثشان از آن شماست. و اگر فرزندى داشتند یک چهارم آن. و اگر شما را فرزندى نبود پس از انجام دادن وصیتى که کرده‌اید و پس از پرداخت وامهایتان یک چهارم میراثتان از آن زنانتان است. و اگر داراى فرزندى بودید یک هشتم آن. و اگر مردى یا زنى بمیرد و میراث‌بر وى نه پدر باشد و نه فرزند او اگر او را برادر یا خواهرى باشد هر یک از آن دو یک ششم برد. و اگر بیش از یکى بودند همه در یک سوم مال -پس از انجام دادن وصیتى که کرده است بى‌آنکه براى وارثتان زیانمند باشد و نیز پس از اداى دینش- شریک هستند. این اندرزى است از خدا به شما و خدا دانا و بردبار است.///و نیمى از میراث زنانتان از آن شماست اگر فرزندى نداشته باشند، و اگر فرزندى داشته باشند یک چهارم میراث آنها پس از عمل به وصیت یا پرداخت بدهى که داشته‌اند از آن شماست. و [همچنین‌] اگر شما فرزندى نداشته باشید یک چهارم و اگر فرزندى داشته باشید یک هشتم میر///و نیمى از میراث همسرانتان از آن شما [شوهران‌] است اگر آنان فرزندى نداشته باشند؛ و اگر فرزندى داشته باشند یک چهارم ماترک آنان از آن شماست، [البته‌] پس از انجام وصیتى که بدان سفارش کرده‌اند یا دینى [که باید استثنا شود]، و یک چهارم از میراث شما براى آنان است اگر شما فرزندى نداشته باشید؛ و اگر فرزندى داشته باشید، یک هشتم براى میراث شما از ایشان خواهد بود، [البته‌] پس از انجام وصیتى که بدان سفارش کرده‌اید یا دینى [که باید استثنا شود]، و اگر مرد یا زنى که از او ارث مى‌برند کلاله [=بى‌فرزند و بى‌پدر و مادر] باشد و براى او برادر یا خواهرى باشد، پس براى هر یک از آن دو، یک ششم [ماترک‌] است؛ و اگر آنان بیش از این باشند در یک سوم [ماترک‌] مشارکت دارند، [البته‌] پس از انجام وصیتى که بدان سفارش شده یا دینى که [باید استثنا شود، به شرط آنکه از این طریق‌] زیانى [به ورثه‌] نرساند. این است سفارش خدا و خداست که داناى بردبار است.///و [شما مردان] اگر همسرانتان فرزندى نداشته باشند، نیمى از آنچه بر جا نهاده‌اند و اگر فرزندى داشته باشند، یک چهارم از آنچه بر جا گذارده‌اند، از آن شماست. البته پس از عمل به وصیتى که کرده‌اند یا اداى دینى که دارند. و براى زنان، یک چهارم میراث شماست، اگر فرزندى نداشته باشید؛ و اگر براى شما فرزندى باشد، یک هشتم میراث شما برای آنهاست. البته پس از عمل به وصیتی که کرده‌اید یا پرداخت بدهی که دارید. و اگر مرد یا زنى که از او ارث مى‌برند، فرزند و پدر و مادر نداشته و [تنها] برادر یا خواهر داشته باشد، هر یک از آنان یک ششم ارث را می‌برند. و اگر بیش از یکى باشند، همه آنان در یک سوم، به تساوى شریکند، [در هر حال، تقسیم ارث] پس از انجام وصیت میت یا اداى دین اوست، به شرط آن که او نیز قصد نداشته باشد [از طریق وصیت و اقرار به دین،] به ورثه زیان برساند. این، سفارشى از سوى خداست و خداوند، دانا و بردبار است.///سهم ارث شما مردان از ترکه زنانتان نصف است در صورتی که آنها را فرزند نباشد و اگر فرزند باشد برای شما ربع خواهد بود، پس از خارج کردن حق وصیت و بدهی که به دارایی آنها تعلق گرفته است. و سهم ارث زنان ربع ترکه شما مردان است اگر دارای فرزند نباشید، و چنانچه فرزند داشته باشید هشت یک خواهد بود از ترکه شما، پس از اداء حق وصیت و بدهی شما. و اگر مردی یا زنی بمیرد که وارثش کلاله او باشند (یعنی پدر و مادر و فرزند نداشته باشد) و یک برادر و یا خواهر (امی) داشته باشد در این فرض سهم ارث هر یک نفر از آنها یک سدس خواهد بود و اگر بیش از یک نفر باشد همه آنها ثلث ترکه را به اشتراک ارث برند، بعد از خارج کردن بدهی و حق وصیت میت در صورتی که وصیت یا بدهی زیان‌آور نباشد. این حکمی است که خدا سفارش فرموده، و خدا (به همه احوال بندگان) دانا و (به هر چه ناروا کنند) بردبار است.///و اگر زنان شما فرزندی نداشته باشند، نیمی از ترکه، و اگر فرزند داشته باشند، یک چهارم ترکه، پس از [عمل به‌] وصیتی که کرده‌اند یا [پرداخت‌] وامی که دارند، از آن شماست، و اگر فرزندی نداشته باشید یک چهارم، و اگر فرزندی داشته باشید یک هشتم از ترکه شما، پس از [عمل به‌] وصیتی که کرده‌اید یا [پرداخت‌] وامی که دارید، از آن ایشان [همسران‌] است، و اگر مردی یا زنی که از او ارث می‌برند کلاله [بی‌فرزند و بی‌پدر و مادر] باشد و برادر یا خواهری داشته باشد، برای هر یک از آنان یک ششم [ترکه‌] است، و اگر [خویشاوندان کلاله‌] بیش از این [دو] باشند، در آن صورت همه آنان پس از قبول وصیت و عمل به آن یا پرداخت وام [متوفی‌] در یک سوم شریکند، و باید که وصیت [به حال ورثه‌] زیان رسان [مازاد بر ثلث‌] نباشد، این سفارش الهی است و خداوند دانای بردبار است‌///و برای شما، نصف میراث زنانتان است، اگر آنها فرزندی نداشته باشند؛ و اگر فرزندی داشته باشند، یک چهارم از آن شماست؛ پس از انجام وصیتی که کرده‌اند، و ادای دین (آنها). و برای زنان شما، یک چهارم میراث شماست، اگر فرزندی نداشته باشید؛ و اگر برای شما فرزندی باشد، یک هشتم از آن آنهاست؛ بعد از انجام وصیتی که کرده‌اید، و ادای دین. و اگر مردی بوده باشد که کلاله [= خواهر یا برادر] از او ارث می‌برد، یا زنی که برادر یا خواهری دارد، سهم هر کدام، یک ششم است (اگر برادران و خواهران مادری باشند)؛ و اگر بیش از یک نفر باشند، آنها در یک سوم شریکند؛ پس از انجام وصیتی که شده، و ادای دین؛ بشرط آنکه (از طریق وصیت و اقرار به دین،) به آنها ضرر نزند. این سفارش خداست؛ و خدا دانا و بردبار است.///و شما را است نیمی از آنچه بازگذاردند همسران شما اگر نباشد ایشان را فرزندی و اگر بود ایشان را فرزندی پس برای شما است چهار یک از آنچه بازگذاردند پس از وصیتی که کرده باشند یا وامی و ایشان را است چهار یک از آنچه بازگذاردید اگر نباشد شما را فرزند و اگر شما را فرزند باشد پس ایشان را است هشت یک از آنچه بازگذارید پس از وصیتی که کنید یا وامی و اگر مردی باشد که ارث برده شود به کلاله (برادران و خواهران) یا زنی باشد که وی را برادر یا خواهری باشد پس برای هر کدام است شش یک و اگر باشند بیشتر از این پس آنانند شریکانی در ثلث پس از وصیتی که کرده شود و یا وامی نازیان آورنده دستوری است از خدا و خدا است دانای بردبار///و نیمی از (کل) میراث همسرانتان از آن شما (مردان) است، اگر آنان فرزندی نداشته باشند؛ و اگر فرزندی داشته باشند؛ یک‌چهارم (کل) آن از آن شماست، (البته) پس از انجام وصیتی که بدان سفارش می‌کنند یا دینی. و یک چهارم از (کل) میراث شما (مردان) برای زنانتان است اگر شما فرزندی نداشته باشید و اگر فرزندی داشته باشید، یک‌هشتم (کل) آن برای آنان است، (البته) پس از (انجام) وصیتی که بدان سفارش می‌کنید یا دینی. و اگر مرد یا زنی که (دیگران) از او ارث می‌برند (که نه پدران و مادران و نه فرزندان) باشند و برای او برادر یا خواهری باشد، برای هر یک از آن دو (که ابوینی نیستند) یک‌ششم (ماترک) است و اگر آنان بیش از این باشند، در یک‌سوم (ماترک) سهم دارند، (البته) پس از انجام وصیتی که به آن سفارش می‌شود یا دینی؛ حال آنکه در وصیتش زیانی (به وارثان) نرساند. این است سفارش خدا و خداست که دانا و بردبار است. quran_en_fa Those are limits set by Allah: those who obey Allah and His Messenger will be admitted to Gardens with rivers flowing beneath, to abide therein (for ever) and that will be the supreme achievement. اینها حدود خداست، و هر که از خدا و رسولش اطاعت کند، خدا او را به بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است درآورد؛ در آن جاودانه‌اند، و آن است کامیابی بزرگ.///اینها حدود خداست، و هر که از خدا و رسولش اطاعت کند، خدا او را به بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است درآورد؛ در آن جاودانه‌اند، و آن است کامیابی بزرگ.///اینها احکام خداست. هر کس از خدا و پیامبرش فرمان برد، او را به بهشتهایى که در آن نهرها جارى است درآورد و همواره در آنجا خواهد بود و این کامیابى بزرگى است.///اینها مقررات الهى است، و هر که از خدا و رسولش اطاعت کند، او را داخل بهشت‌هایى مى‌کند که از پاى درختانش نهرها جارى است که در آن جاودانه‌اند و این همان کامیابى بزرگ است///اینها احکام الهى است، و هر کس از خدا و پیامبر او اطاعت کند، وى را به باغهایى درآورد که از زیر [درختان‌] آن نهرها روان است. در آن جاودانه‌اند، و این همان کامیابى بزرگ است.///آن [چه در احکام ارث گفته شد،] حدود و مقررات الهى است، و هرکس از خدا و رسولش اطاعت کند، خداوند او را به باغ‌هایى وارد کند که از زیر درختانش نهرها جارى است، جاودانه در آن خواهند ماند، و این است کامیابى و رستگارى بزرگ.///اینها اوامر و احکام خداست، و هر کس پیرو امر خدا و رسول اوست او را به بهشتهایی درآورد که در زیر درختانش نهرها جاری است و آنجا منزل ابدی مطیعان خواهد بود، این است سعادت و فیروزی عظیم.///این احکام الهی است و هرکس از خداوند و پیامبر او اطاعت کند، او را به بوستانهایی که جویباران از فرودست آن جاری است، در می‌آورد که جاودانه در آنند، و آن رستگاری بزرگی است‌///اینها مرزهای الهی است؛ و هر کس خدا و پیامبرش را اطاعت کند، (و قوانین او را محترم بشمرد،) خداوند وی را در باغهایی از بهشت وارد می‌کند که همواره، آب از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن می‌مانند؛ و این، پیروزی بزرگی است!///این است مرزهای خدا و آن کس که اطاعت کند خدا و پیمبرش را درآردش به باغهائی که جاری است از زیر آنها جویها جاودانان در آن و این است کامیابی بزرگ‌///اینها حدود الهی است و هر کس از خدا و پیامبرش اطاعت کند، (خدا) او را به باغ‌هایی در آورد که از زیر (درختان) شان نهرها روان است، حال آنکه در آنها جاودانه‌اند و این (همان) کامیابی بزرگ است. quran_en_fa But those who disobey Allah and His Messenger and transgress His limits will be admitted to a Fire, to abide therein: And they shall have a humiliating punishment. و هر که از خدا و رسولش نافرمانی کند و از حدود او تجاوز نماید، خدا او را در آتشی درآورد که در آن جاودانه است و برای او عذابی خوارکننده است.///و هر که از خدا و رسولش نافرمانی کند و از حدود او تجاوز نماید، خدا او را در آتشی درآورد که در آن جاودانه است و برای او عذابی خوارکننده است.///و هر که از خدا و رسولش فرمان نبرد و از احکام او تجاوز کند، او را داخل در آتش کند و همواره در آنجا خواهد بود و براى اوست عذابى خوارکننده.///و هر که خدا و رسول او را نافرمانى کند و از حدود او تجاوز نماید، وى را به آتشى در آورد که همواره در آن بماند و براى او عذاب خفت بارى خواهد بود///و هر کس از خدا و پیامبر او نافرمانى کند و از حدود مقرر او تجاوز نماید، وى را در آتشى درآورد که همواره در آن خواهد بود و براى او عذابى خفت‌آور است.///و هرکس خدا و رسولش را نافرمانى کند و از حدود الهى تجاوز نماید، خدا او را به آتشى وارد کند که همیشه در آن مى‌ماند و براى او عذابى خوارکننده است.///و هر که نافرمانی خدا و رسول او کند و تجاوز از حدود و احکام الهی نماید او را به آتش درافکند که همیشه در آن (معذب) است و همواره در عذاب خواری خواهد بود.///و هرکس از فرمان خداوند و پیامبر او سرپیچد و از حدود مقرر او تجاوز کند، او را به آتشی درآورد که جاودانه در آن است و عذابی خفت‌بار [در پیش‌] دارد///و آن کس که نافرمانی خدا و پیامبرش را کند و از مرزهای او تجاوز نماید، او را در آتشی وارد می‌کند که جاودانه در آن خواهد ماند؛ و برای او مجازات خوارکننده‌ای است.///و آن کس نافرمانی خدا و پیمبرش کند و بگذرد از مرزهای او فروبردش در آتشی جاودان ماند در آن و برای او است عذابی خوارکننده‌///و هر کس خدا و پیامبرش را نافرمانی کند و از حدود مقرر او تجاوز نماید، وی را به آتشی در آورد که در آن خواهد بود، و برای او عذابی اهانت‌‌بار است. quran_en_fa If any of your women are guilty of lewdness, Take the evidence of four (Reliable) witnesses from amongst you against them; and if they testify, confine them to houses until death do claim them, or Allah ordain for them some (other) way. و از زنان شما [امت اسلام] کسانی که مرتکب زنا می‌شوند، چهار نفر مرد از خودتان را بر آنان به گواهی بخواهید؛ پس اگر [به ارتکاب آن] گواهی دادند، آن زشت کاران را در خانه‌ها [به عنوان حبس ابد] نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد، یا خدا [برای نجات] آنان راهی قرار دهد.///و از زنان شما [امت اسلام] کسانی که مرتکب زنا می‌شوند، چهار نفر مرد از خودتان را بر آنان به گواهی بخواهید؛ پس اگر [به ارتکاب آن] گواهی دادند، آن زشت کاران را در خانه‌ها [به عنوان حبس ابد] نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد، یا خدا [برای نجات] آنان راهی قرار دهد.///و از زنان شما آنان که مرتکب فحشا مى‌شوند، از چهار تن از خودتان بر ضد آنها شهادت بخواهید. اگر شهادت دادند زنان را در خانه محبوس دارید تا مرگشان فرا رسد یا خدا راهى پیش پایشان نهد.///و آن کسان از زنان شما که مرتکب فحشا مى‌شوند، بر آنها از میان خودتان چهار گواه بگیرید. پس اگر گواهى دادند، آنها را در خانه‌ها بازداشت کنید تا مرگشان برسد یا خدا راهى براى آنها پدید آورد///و از زنان شما، کسانى که مرتکب زنا مى‌شوند، چهار تن از میان خود [مسلمانان‌] بر آنان گواه گیرید؛ پس اگر شهادت دادند، آنان [=زنان‌] را در خانه‌ها نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد یا خدا راهى براى آنان قرار دهد.///و از زنان شما، کسانى که مرتکب فحشا شوند، چهار شاهد از خودتان، علیه آنها بطلبید، پس اگر گواهى دادند، آن زنان را در خانه‌ها [ى خودشان] نگاه دارید، تا مرگشان فرارسد، یا آن که خداوند، [با صدور حکمى دیگر] راه و چاره‌اى براى آنان قرار دهد.///زنانی از (جامعه) شما که عمل ناشایسته کنند چهار شاهد مسلمان بر آنها بخواهید، چنانچه شهادت دادند آن زنان را در خانه نگه دارید تا عمرشان به پایان رسد یا خدا برای آنها راهی پدیدار گرداند.///و از زنان شما کسانی که مرتکب ناشایستی [زنا] می‌شوند، باید بر آنان چهار شاهد از خود [مردان مسلمان‌] بگیرید، آنگاه اگر شهادت دادند، آنان را در خانه‌ها محبوس نگه دارید، تا مرگ فراگیردشان، یا خداوند راهی برایشان مقرر کند///و کسانی از زنان شما که مرتکب زنا شوند، چهار نفر از مسلمانان را بعنوان شاهد بر آنها بطلبید! اگر گواهی دادند، آنان [= زنان‌] را در خانه‌ها (ی خود) نگاه دارید تا مرگشان فرارسد؛ یا اینکه خداوند، راهی برای آنها قرار دهد.///و آنان که فحشائی آرند از زنان شما پس گواه گیرید بر آنان چهار تن از خود شما پس اگر گواهی دادند نگهدارید ایشان را (بازداشت کنیدشان) در خانه‌ها تا برسدشان مرگ یا بگذارد خدا برای ایشان راهی‌///و از زنانتان، کسانی که مرتکب فحشا (ی جنسی آشکارا) می‌شوند، چهار مرد از میان خودتان بر آنان گواه گیرید. پس اگر شهادت دادند، آن زنان را در خانه‌ها (تان‌) بازداشت کنید، تا مرگشان فرا رسد، یا خدا برای آنان راهی (دیگر) نهد. quran_en_fa If two men among you are guilty of lewdness, punish them both. If they repent and amend, Leave them alone; for Allah is Oft-returning, Most Merciful. و از شما [مسلمانان] آن مرد و زنی که مرتکب آن [کار زشت] می‌شوند [در صورتی که بدون همسر باشند] آنان را [با اجرای حدود خدا] بیازارید؛ و اگر توبه کنند و [مفاسد خود را] اصلاح نمایند از آنان دست بردارید؛ زیرا خدا همواره بسیار توبه پذیر و مهربان است.///و از شما [مسلمانان] آن مرد و زنی که مرتکب آن [کار زشت] می‌شوند [در صورتی که بدون همسر باشند] آنان را [با اجرای حدود خدا] بیازارید؛ و اگر توبه کنند و [مفاسد خود را] اصلاح نمایند از آنان دست بردارید؛ زیرا خدا همواره بسیار توبه پذیر و مهربان است.///و آن دو تن را که مرتکب آن عمل شده‌اند، بیازارید. و چون توبه کنند و به صلاح آیند از آزارشان دست بردارید زیرا خدا توبه‌پذیر و مهربان است.///و از شما، آن زن و مردى را که مرتکب فحشا مى‌شوند آزار [و مجازات‌] کنید. پس اگر توبه کردند و درستى را در پیش گرفتند، از آنها دست بردارید که بى‌شک خدا توبه‌پذیر مهربان است///و از میان شما، آن دو تن را که مرتکب زشتکارى مى‌شوند، آزارشان دهید؛ پس اگر توبه کردند و درستکار شدند از آنان صرفنظر کنید، زیرا خداوند توبه‌پذیر مهربان است.///و آن مرد و زنى از شما، که [همسر ندارند، و] مرتکب آن کار [زشت] مى‌شوند، بیازارید [و با اجراى حد مجازات کنید]. پس اگر توبه کردند و خود را اصلاح نمودند، از آنان درگذرید. [زیرا] خداوند توبه‌پذیر مهربان است.///و هر کس از شما (مسلمانان) عمل ناشایست مرتکب شود، چه زن و چه مرد، آنان را (به سرزنش و توبیخ) بیازارید، چنانچه توبه کردند و به کار شایسته پرداختند متعرض آنها نشوید، که خدا توبه‌پذیر و مهربان است.///و کسانی را که مرتکب آن [ناشایستی، زنا] شوند برنجانید، آنگاه اگر توبه کردند و به صلاح آمدند، از آنان دست بردارید که خداوند توبه‌پذیر مهربان است‌///و از میان شما، آن مردان و زنانی که (همسر ندارند، و) مرتکب آن کار (زشت) می‌شوند، آنها را آزار دهید (و حد بر آنان جاری نمایید)! و اگر توبه کنند، و (خود را) اصلاح نمایند، (و به جبران گذشته بپردازند،) از آنها درگذرید! زیرا خداوند، توبه‌پذیر و مهربان است.///و آن دو مرد از شما که فحشائی آرند آزارشان کنید پس اگر توبه کردند و به شایستگی آمدند بگذرید از ایشان همانا خدا است بسی توبه‌پذیرنده مهربان‌///و از میان شما، آن دو تن را که مرتکب زشتکاری (جنسی) می‌شوند، آزارشان دهید؛ پس اگر توبه نمودند و اصلاح کردند از آنان صرف نظر کنید. بی‌گمان خدا بسی برگشت‌کننده‌ی رحمتگر بر ویژگان بوده است. quran_en_fa Allah accept the repentance of those who do evil in ignorance and repent soon afterwards; to them will Allah turn in mercy: For Allah is full of knowledge and wisdom. بی تردید توبه نزد خدا فقط برای کسانی است که از روی نادانی مرتکب کار زشت می‌شوند، سپس به زودی توبه می‌کنند؛ اینانند که خدا توبه آنان را می‌پذیرد، و خدا همواره دانا و حکیم است.///بی تردید توبه نزد خدا فقط برای کسانی است که از روی نادانی مرتکب کار زشت می‌شوند، سپس به زودی توبه می‌کنند؛ اینانند که خدا توبه آنان را می‌پذیرد، و خدا همواره دانا و حکیم است.///جز این نیست که توبه از آن کسانى است که به نادانى مرتکب کارى زشت مى‌شوند و زود توبه مى‌کنند. خدا توبه اینان را مى‌پذیرد و خدا دانا و حکیم است.///جز این نیست که پذیرش توبه از جانب خدا فقط براى کسانى است که از روى نادانى بدى مى‌کنند سپس بى‌درنگ توبه مى‌کنند اینانند که خداوند توبه‌شان را مى‌پذیرد و خدا داناى حکیم است///توبه، نزد خداوند، تنها براى کسانى است که از روى نادانى مرتکب گناه مى‌شوند، سپس به زودى توبه مى‌کنند؛ اینانند که خدا توبه‌شان را مى‌پذیرد، و خداوند داناى حکیم است.///پذیرش توبه از سوى خدا، تنها براى کسانى است که از روى جهالت مرتکب گناه مى‌شوند، سپس به زودی توبه مى‌کنند. خداوند توبه‌ى آنان را مى‌پذیرد و خدا، دانا و حکیم است.///محققا خدا توبه آنهایی را می‌پذیرد که عمل ناشایسته را از روی نادانی مرتکب شوند و پس از آن به زودی توبه کنند، البته خدا آنها را می‌بخشد و خدا (به مصالح خلق) دانا و آگاه است.///جز این نیست که خداوند توبه کسانی را می‌پذیرد که از روی نادانی کار ناشایستی می‌کنند، سپس به زودی توبه می‌کنند، خداوند از اینان در می‌گذرد و خدا دانای فرزانه است‌///پذیرش توبه از سوی خدا، تنها برای کسانی است که کار بدی را از روی جهالت انجام می‌دهند، سپس زود توبه می‌کنند. خداوند، توبه چنین اشخاصی را می‌پذیرد؛ و خدا دانا و حکیم است.///جز این نیست که بر خدا پذیرفتن توبه آنانی است که به نادانی کرداری زشت کنند و سپس بزودی توبه کنند آنانند که بپذیرد خدا توبه ایشان را و خدا است دانای حکیم‌///توبه (و برگشت‌) بر (عهده‌ی) خدا، تنها برای کسانی است که از روی نادانی مرتکب گناهی شوند، سپس به زودی توبه کنند؛ پس اینانند که خدا به آنان برگشت می‌کند. و خدا بس دانایی فرزانه بوده است. quran_en_fa Of no effect is the repentance of those who continue to do evil, until death faces one of them, and he says, "Now have I repented indeed;" nor of those who die rejecting Faith: for them have We prepared a punishment most grievous. و برای کسانی که پیوسته کارهای زشت مرتکب می‌شوند، تا زمانی که مرگ یکی از آنان فرا رسد [و در آن لحظه که تمام فرصت‌ها از دست رفته] گوید: اکنون توبه کردم. و نیز برای آنان که در حال کفر از دنیا می‌روند، توبه نیست. اینانند که عذابی دردناک برای آنان آماده کرده‌ایم.///و برای کسانی که پیوسته کارهای زشت مرتکب می‌شوند، تا زمانی که مرگ یکی از آنان فرا رسد [و در آن لحظه که تمام فرصت‌ها از دست رفته] گوید: اکنون توبه کردم. و نیز برای آنان که در حال کفر از دنیا می‌روند، توبه نیست. اینانند که عذابی دردناک برای آنان آماده کرده‌ایم.///توبه کسانى که کارهاى زشت مى‌کنند و چون مرگشان فرا مى‌رسد مى‌گویند که اکنون توبه کردیم، و نیز آنان که کافر بمیرند، پذیرفته نخواهد شد. براى اینان عذابى دردآور مهیا کرده‌ایم.///و توبه کسانى که پیوسته گناه مى‌کنند تا چون مرگ یکیشان فرا رسد، گوید: اینک توبه کردم، پذیرفته نیست، و نه توبه کسانى که در حال کفر مى‌میرند. براى اینان عذابى دردناک فراهم ساخته‌ایم///و توبه کسانى که گناه مى‌کنند، تا وقتى که مرگ یکى از ایشان دررسد، مى‌گوید: «اکنون توبه کردم»، پذیرفته نیست؛ و [نیز توبه‌] کسانى که در حال کفر مى‌میرند، پذیرفته نخواهد بود، آنانند که برایشان عذابى دردناک آماده کرده‌ایم.///و کسانی که کارهاى زشت مى‌کنند تا هنگامى که مرگ هر یک از ایشان فرارسد، آن­گاه مى‌گوید: «اکنون توبه کردم.» و نیز آنان که در کفر مى‌میرند، توبه‌شان پذیرفته نیست. بلکه براى آنان عذابی دردناک فراهم ساخته‌ایم.///و کسانی که (تمام عمر) به اعمال زشت اشتغال ورزند تا آن‌گاه که یکیشان مشاهده مرگ کند در آن ساعت پشیمان شود و گوید: اکنون توبه کردم، توبه چنین کسی پذیرفته نخواهد شد، و آنان که به حال کفر بمیرند (توبه آنها نیز قبول نشود)، بر اینان عذابی دردناک مهیا ساختیم.///و توبه کسانی که مرتکب کارهای ناشایست می‌شوند، و سرانجام چون مرگ هریکشان فرارسد گویند اینک توبه کردم، پذیرفته نیست، و نیز توبه کسانی که در حال کفر می‌میرند، برای اینان عذابی دردناک آماده ساخته‌ایم‌///برای کسانی که کارهای بد را انجام می‌دهند، و هنگامی که مرگ یکی از آنها فرا می‌رسد می‌گوید: «الان توبه کردم!» توبه نیست؛ و نه برای کسانی که در حال کفر از دنیا می‌روند؛ اینها کسانی هستند که عذاب دردناکی برایشان فراهم کرده‌ایم.///و نیست توبه برای آنان که کردار زشت کنند تا گاهی که یکی از ایشان را مرگ فرارسد گوید توبه کردم اکنون و نه آنان که می‌میرند و ایشانند کافران آنان را آماده کردیم برای ایشان عذابی دردناک‌///و (این) توبه برای کسانی که گناه می‌کنند (و) تا هنگامی که مرگ یکی از ایشان در رسد، می‌گوید: «اکنون توبه کردم‌» (پذیرفته) نیست و (نیز توبه‌ی) کسانی که در حال کفر می‌میرند؛ اینانند که برایشان عذابی دردناک آماده کرده‌ایم. quran_en_fa O ye who believe! Ye are forbidden to inherit women against their will. Nor should ye treat them with harshness, that ye may Take away part of the dower ye have given them,-except where they have been guilty of open lewdness; on the contrary live with them on a footing of kindness and equity. If ye take a dislike to them it may be that ye dislike a thing, and Allah brings about through it a great deal of good. ای اهل ایمان! برای شما ارث بردن از زنان در حالی که خوشایند شما نیستند [و فقط به طمع به دست آوردن اموالشان پس از مرگشان با آنان زندگی می‌کنید] حلال نیست. و آنان را در تنگنا و فشار مگذارید تا بخشی از آنچه را [به عنوان مهریه] به آنان داده‌اید پس بگیرید، مگر آنکه کار زشت آشکاری مرتکب شوند. و با آنان به صورتی شایسته و پسندیده رفتار کنید. و اگر [به علتی] از آنان نفرت داشتید [باز هم با آنان به صورتی شایسته و پسندیده رفتار کنید] چه بسا چیزی خوشایند شما نیست و خدا در آن خیر فراوانی قرار می‌دهد.///ای اهل ایمان! برای شما ارث بردن از زنان در حالی که خوشایند شما نیستند [و فقط به طمع به دست آوردن اموالشان پس از مرگشان با آنان زندگی می‌کنید] حلال نیست. و آنان را در تنگنا و فشار مگذارید تا بخشی از آنچه را [به عنوان مهریه] به آنان داده‌اید پس بگیرید، مگر آنکه کار زشت آشکاری مرتکب شوند. و با آنان به صورتی شایسته و پسندیده رفتار کنید. و اگر [به علتی] از آنان نفرت داشتید [باز هم با آنان به صورتی شایسته و پسندیده رفتار کنید] چه بسا چیزی خوشایند شما نیست و خدا در آن خیر فراوانی قرار می‌دهد.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، شما را حلال نیست که زنان را بر خلاف میلشان به ارث ببرید. و تا قسمتى از آنچه را که به آنها داده‌اید بازپس ستانید بر آنها سخت مگیرید، مگر آنکه مرتکب فحشایى به ثبوت رسیده شده باشند. و با آنان به نیکویى رفتار کنید. و اگر شما را از زنان خوش نیامد، چه بسا چیزها که شما را از آن خوش نمى‌آید در حالى که خدا خیر کثیرى در آن نهاده باشد.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! براى شما حلال نیست که از زنان به اکراه ارث ببرید، و بر آنها سخت مگیرید تا بخشى از آنچه را که به ایشان داده‌اید ببرید، مگر آن که مرتکب فحشایى آشکار شوند. و با آنها خوشرفتارى کنید، و اگر آنها را خوش ندارید [بدانید] چه بسا چ///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، براى شما حلال نیست که زنان را به اکراه ارث برید؛ و آنان را زیر فشار مگذارید تا بخشى از آنچه را به آنان داده‌اید [از چنگشان به در] برید، مگر آنکه مرتکب زشتکارى آشکارى شوند، و با آنها بشایستگى رفتار کنید؛ و اگر از آنان خوشتان نیامد، پس چه بسا چیزى را خوش نمى‌دارید و خدا در آن مصلحت فراوان قرار مى‌دهد.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! براى شما حلال نیست که زنان [بیوه] را [همانند اموال شوهرانشان طبق سنت جاهلیت] به اکراه به ارث برید و بر آنان سخت نگیرید تا قسمتى از آنچه را [به عنوان مهریه] به آنها داده‌اید، [از دستشان بیرون] برید! مگر آن که آنها عمل زشت آشکارى انجام دهند. و با آنان به نیکویى رفتار کنید و اگر از همسرتان خوشتان نیامد، [تصمیم به جدایى نگیرید،] چه بسا چیزى خوشایند شما نباشد، ولى خداوند، خیر فراوانى در آن قرار داده باشد.///ای اهل ایمان، برای شما حلال نیست که زنان را به اکراه و جبر به میراث گیرید (مانند جاهلیت)، و بر آنان سخت‌گیری و بهانه‌جویی مکنید که قسمتی از آنچه مهر آنها کرده‌اید به جور بگیرید، مگر آنکه عمل زشتی از آنها آشکار شود. و در زندگانی به آنها به انصاف رفتار نمایید، و چنانچه دلپسند شما نباشند (اظهار کراهت مکنید) چه بسا چیزها ناپسند شماست و حال آنکه خدا در آن خیر بسیار مقدر فرماید.///ای مؤمنان بر شما روا نیست که زنان را بر خلاف میلشان میراث برید [و آنان را به اجبار در حباله نکاح خود نگاه دارید] و بر آنان سختگیری نکنید تا بخشی از چیزی را که به آنان بخشیده‌اید پس بگیرید، مگر آنکه مرتکب ناشایستی آشکاری شوند، و با آنان خوشرفتاری کنید و اگر آنان را خوش ندارید [بدانید که‌] چه بسا چیزی را ناخوش بدارید و خداوند در آن خیر بسیار نهاده باشد///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! برای شما حلال نیست که از زنان، از روی اکراه (و ایجاد ناراحتی برای آنها،) ارث ببرید! و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آنها داده‌اید (از مهر)، تملک کنید! مگر اینکه آنها عمل زشت آشکاری انجام دهند. و با آنان، بطور شایسته رفتار کنید! و اگر از آنها، (بجهتی) کراهت داشتید، (فورا تصمیم به جدایی نگیرید!) چه بسا چیزی خوشایند شما نباشد، و خداوند خیر فراوانی در آن قرار می‌دهد!///ای آنان که ایمان آوردید روا نیست شما را که ارث برید زنان را به ناخواه و بازشان ندارید از زناشوئی که ببرید پاره آنچه را بدیشان دادید مگر آنکه بیارند فحشائی آشکار و زندگانی کنید با ایشان به خوبی و اگر خوش نداشتید آنان را چو بسا چیزی را ناخوش دارید و قرار دهد خداوند در آن خیری بسیار///هان ای کسانی که ایمان آوردید! برای شما حلال نیست که (خود) زنان (یا اموالشان) را ارث برید و آنان را زیر فشار مگذارید تا بخشی از آنچه را به آنان داده‌اید از ایشان به در آرید، مگر آنکه مرتکب زشتکاری آشکارگری شوند. و با آنان به شایستگی رفتار کنید و (حتی) اگر از آنان خوشتان نیامد. شاید چیزی را خوش نمی‌دارید و خدا در آن خیری فراوان قرار می‌دهد. quran_en_fa But if ye decide to take one wife in place of another, even if ye had given the latter a whole treasure for dower, Take not the least bit of it back: Would ye take it by slander and manifest wrong? و اگر خواستید همسری دیگر به جای همسر پیشین جایگزین کنید و به همسر پیشین مال فراوانی [به عنوان مهریه] پرداخته‌اید، چیزی از آن را پس مگیرید. آیا آن را با تکیه به تهمت و گناهی آشکار پس می‌گیرید؟!///و اگر خواستید همسری دیگر به جای همسر پیشین جایگزین کنید و به همسر پیشین مال فراوانی [به عنوان مهریه] پرداخته‌اید، چیزی از آن را پس مگیرید. آیا آن را با تکیه به تهمت و گناهی آشکار پس می‌گیرید؟!///اگر خواستید زنى به جاى زنى دیگر بگیرید و او را قنطارى مال داده‌اید، نباید چیزى از او بازستانید. آیا به آنان تهمت مى‌زنید تا مهرشان را باز پس گیرید؟ این گناهى آشکار است.///و اگر خواستید به جاى زنى زن دیگرى بگیرید، و به یکى از آنها مال فراوانى داده‌اید، چیزى از او پس نگیرید. آیا آن را به بهتان و با گناه آشکار پس مى‌گیرید؟ [که با اتهام زدن از مهرشان دست بردارند]///و اگر خواستید همسرى [دیگر] به جاى همسر [پیشین خود] ستانید، و به یکى از آنان مال فراوانى داده باشید، چیزى از او پس مگیرید. آیا مى‌خواهید آن [مال‌] را به بهتان و گناه آشکار بگیرید؟///و اگر خواستید همسر دیگرى به جاى همسر خود انتخاب کنید و مال فراوانى [به عنوان مهریه] به او داده‌اید، چیزى از آن را پس نگیرید. آیا مى‌خواهید با تهمت و گناه آشکار، آن را باز پس گیرید؟!///و اگر خواستید زنی را رها کرده و زنی دیگر اختیار نمایید و مال بسیار مهر او کرده‌اید نباید چیزی از مهر او بازگیرید، آیا به وسیله تهمت زدن به زن و گناهی آشکار مهر او را می‌گیرید؟!///و اگر می‌خواهید همسری را جانشین همسری [زن پیشین خود] کنید و به یکی از آنها مال هنگفتی [به عنوان مهر] داده بودید، چیزی از آن را باز پس نگیرید، آیا با بهتان و گناهی آشکار، آن را باز پس می‌گیرید؟///و اگر تصمیم گرفتید که همسر دیگری به جای همسر خود انتخاب کنید، و مال فراوانی (بعنوان مهر) به او پرداخته‌اید، چیزی از آن را پس نگیرید! آیا برای بازپس گرفتن مهر آنان، به تهمت و گناه آشکار متوسل می‌شوید؟!///و اگر خواستید بگزینید همسری به جای همسری گزینید و دادید یکی از ایشان را پوست گاوی آکنده از زر یا سیم نگیرید از او چیزی آیا می‌گیریدش به دروغ بستن و گناهی آشکار///و اگر خواستید همسری (دیگر) به جای همسر (پیشین خود) برگزینید و به یکی از آنان بار شتری طلا داده‌اید، پس چیزی از او باز پس مگیرید. آیا می‌خواهید آن (مال) را به بهتان و گناهی پیگیر و آشکارگر (از آنان) باز پس گیرید؟ quran_en_fa And how could ye take it when ye have gone in unto each other, and they have Taken from you a solemn covenant? و چگونه آن را پس می‌گیرید در حالی که [با آمیزش جسمی، تماس روحی و معاشرت] به یکدیگر رسیده‌اید، و آنان از شما [به وسیله قرارداد ازدواج] پیمانی محکم گرفته‌اند.///و چگونه آن را پس می‌گیرید در حالی که [با آمیزش جسمی، تماس روحی و معاشرت] به یکدیگر رسیده‌اید، و آنان از شما [به وسیله قرارداد ازدواج] پیمانی محکم گرفته‌اند.///و چگونه آن مال را باز پس مى‌گیرید و حال آنکه هر یک از شما از دیگرى بهره‌مند شده است و زنان از شما پیمانى استوار گرفته‌اند.///و چگونه آن را باز مى‌ستانید با این که از یکدیگر کام گرفته‌اید، و آنان [با عقد ازدواج‌] از شما پیمان محکمى گرفته‌اند///و چگونه آن [مهر] را مى‌ستانید با آنکه از یکدیگر کام گرفته‌اید، و آنان از شما پیمانى استوار گرفته‌اند؟///و چگونه آن مال را باز پس مى‌گیرید، با آن که از یکدیگر کام گرفته‌اید و همسرانتان از شما [هنگام ازدواج، براى پرداخت مهریه] پیمانی محکم گرفته‌اند!///و چگونه مهر آنان را خواهید گرفت در حالی که هر کدام به حق خود رسیده‌اید و آن زنان (مهر را در مقابل عقد زوجیت و) عهد محکم از شما گرفته‌اند.///و چگونه آن را باز پس می‌گیرید، و حال آنکه با همدیگر خلوت [و همخوابگی‌] کرده‌اید و آنان از شما پیمان استواری گرفته‌اند///و چگونه آن را باز پس می‌گیرید، در حالی که شما با یکدیگر تماس و آمیزش کامل داشته‌اید؟ و (از این گذشته،) آنها (هنگام ازدواج،) از شما پیمان محکمی گرفته‌اند!///و چگونه می‌گیریدش و حالی که رسانده‌اند بعضی از شما به بعضی و گرفته‌اند از شما پیمانی سخت‌///و چگونه آن مال را (از آنان) باز می‌ستانید با آنکه همواره با یکدیگر خلوت کرده‌اید (تنگاتنگ بهره‌ی زناشویی و کام گرفته‌اید و (آنان هم) از شما پیمانی استوار گرفته‌اند؟ quran_en_fa And marry not women whom your fathers married,- except what is past: It was shameful and odious,- an abominable custom indeed. و با زنانی که پدرانتان با آنان ازدواج کرده‌اند ازدواج نکنید، مگر آنچه [پیش از اعلام این حکم] انجام گرفته باشد. یقینا این عمل، عملی بسیار زشت و منفور و بد راهی است.///و با زنانی که پدرانتان با آنان ازدواج کرده‌اند ازدواج نکنید، مگر آنچه [پیش از اعلام این حکم] انجام گرفته باشد. یقینا این عمل، عملی بسیار زشت و منفور و بد راهی است.///با زنانى که پدرانتان به عقد خویش درآورده‌اند زناشویى مکنید، مگر آنکه پیش از این چنان کرده باشید. زیرا این کار، زنا و مورد خشم خدا است و شیوه‌اى است ناپسند.///و زنانى را که پدرانتان به زنى گرفته‌اند به همسرى نگیرید، مگر آنچه پیش از این [در جاهلیت‌] گذشت. بى‌تردید این کارى زشت و منفور و راه و رسم بدى است///و با زنانى که پدرانتان به ازدواج خود درآورده‌اند، نکاح مکنید؛ مگر آنچه که پیشتر رخ داده است، چرا که آن، زشتکارى و [مایه‌] دشمنى، و بد راهى بوده است.///و زنانى را که پدرانتان با آنها ازدواج کرده‌اند، به همسری نگیرید، مگر آنچه در گذشته [پیش از نزول این حکم] انجام شده است. این گونه ازدواج، کاری زشت و تنفرآور، و راه و روشی نادرست است.///و نکاح مکنید زن پدر را (بعد از این حکم) الا آنچه از پیش کرده‌اید، زیرا این کاری است زشت و مبغوض (خدا) و بد راه و رسمی است.///و با زنانی که پدرانتان ازدواج کرده‌اند، ازدواج نکنید، مگر آنچه در گذشته رخ داده باشد، چرا که این کار ناشایست و منفور و بی‌روشی است‌///با زنانی که پدران شما با آنها ازدواج کرده‌اند، هرگز ازدواج نکنید! مگر آنچه درگذشته (پیش از نزول این حکم) انجام شده است؛ زیرا این کار، عملی زشت و تنفرآور و راه نادرستی است.///و همسر نگیرید آنان را که پدران شما همسر گرفتند از زنان مگر آنچه گذشته است که آن است فحشائی و خشمی و چه زشت راهی است‌///و با زنانی که پدرانتان به ازدواج خود در آورده (و یا آمیزشی به حرام کرده) اند نکاح مکنید؛ مگر آنچه پیشتر رخ داده. این همواره زشتکاری و (مایه‌ی) دشمنی و بد راهی بوده است. quran_en_fa Prohibited to you (For marriage) are:- Your mothers, daughters, sisters; father's sisters, Mother's sisters; brother's daughters, sister's daughters; foster-mothers (Who gave you suck), foster-sisters; your wives' mothers; your step-daughters under your guardianship, born of your wives to whom ye have gone in,- no prohibition if ye have not gone in;- (Those who have been) wives of your sons proceeding from your loins; and two sisters in wedlock at one and the same time, except for what is past; for Allah is Oft-forgiving, Most Merciful;- [ازدواج با این زنان] بر شما حرام شده است: مادرانتان، و دخترانتان، و خواهرانتان، و عمه هایتان، و خاله هایتان، و دختران برادر، و دختران خواهر، و مادرانی که شما را شیر داده‌اند، و خواهران رضاعی شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرانتان که در دامان شمایند [و تحت سرپرستی شما پرورش یافته‌اند، البته] از آن همسرانی که با آنان آمیزش داشته‌اید، و اگر آمیزش نداشته‌اید، بر شما گناهی نیست [که مادرشان را رها کرده با آنان ازدواج کنید]، و [نیز] همسران پسرانتان که از نسل شما هستند [بر شما حرام شده است]. و هم چنین جمع میان دو خواهر [در یک زمان ممنوع است]، جز آنچه [پیش از اعلام این حکم] انجام گرفته باشد؛ زیرا خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///[ازدواج با این زنان] بر شما حرام شده است: مادرانتان، و دخترانتان، و خواهرانتان، و عمه هایتان، و خاله هایتان، و دختران برادر، و دختران خواهر، و مادرانی که شما را شیر داده‌اند، و خواهران رضاعی شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرانتان که در دامان شمایند [و تحت سرپرستی شما پرورش یافته‌اند، البته] از آن همسرانی که با آنان آمیزش داشته‌اید، و اگر آمیزش نداشته‌اید، بر شما گناهی نیست [که مادرشان را رها کرده با آنان ازدواج کنید]، و [نیز] همسران پسرانتان که از نسل شما هستند [بر شما حرام شده است]. و هم چنین جمع میان دو خواهر [در یک زمان ممنوع است]، جز آنچه [پیش از اعلام این حکم] انجام گرفته باشد؛ زیرا خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمه‌هایتان و خاله‌هایتان و دختران برادران و دختران خواهرانتان و زنانى که شما را شیر داده‌اند و خواهران شیریتان و مادران زنانتان بر شما حرام شده‌اند. و دختران زنانتان که در کنار شما هستند، هرگاه با آن زنان همبستر شده‌اید بر شما حرام شده‌اند. ولى اگر همبستر نشده‌اید، گناهى مرتکب نشده‌اید. و نیز زنان پسرانى که از پشت شما هستند بر شما حرام شده‌اند. و نباید دو خواهر را در یک زمان به زنى گیرید، مگر آنکه پیش از این چنین کرده باشید. هر آینه خدا آمرزنده و مهربان است.///و بر شما حرام است ازدواج با مادران و دختران و خواهران و عمه‌ها و خاله‌هایتان و دختران برادر و دختران خواهر و دایگانى که شما را شیر داده‌اند و خواهران شیرى‌تان و مادر زنانتان و دختران زنانتان که در دامان شما پرورش یافته‌اند از آن زنانى که با آنان همبس/// [نکاح اینان‌] بر شما حرام شده است: مادرانتان، و دخترانتان، و خواهرانتان، و عمه‌هایتان، و خاله هایتان، و دختران برادر، و دختران خواهر، و مادرهایتان که به شما شیر داده‌اند، و خواهران رضاعى شما، و مادران زنانتان، و دختران همسرانتان که [آنها دختران‌] در دامان شما پرورش یافته‌اند و با آن همسران همبستر شده‌اید -پس اگر با آنها همبستر نشده‌اید بر شما گناهى نیست [که با دخترانشان ازدواج کنید] - و زنان پسرانتان که از پشت خودتان هستند، و جمع دو خواهر با همدیگر -مگر آنچه که در گذشته رخ داده باشد- که خداوند آمرزنده مهربان است.///[ازدواج با این افراد] بر شما حرام شده است: مادرانتان و دخترانتان، و خواهرانتان و عمه‌هایتان، و خاله‌هایتان، و دختران برادر و دختران خواهر، و مادرانى که به شما شیر داده‌اند، و خواهران هم‌شیر [که از آن مادر شیر خورده‌اند]، و مادران همسرانتان و دختران همسرانتان [از شوهر قبلى] که در دامن شما تربیت یافته‌اند، البته در صورتی که با مادرانشان، همبستر شده باشید، اما اگر آمیزش نکرده‌اید [و از آنان جدا شده‌اید]، مانعى ندارد [که با دختران آنها ازدواج کنید]، و [همچنین حرام است ازدواج با] همسران پسرانتان که از نسل شمایند، [نه پسر خوانده‌ها] و نباید دو خواهر را همزمان [به همسری] داشته باشید، مگر آنچه پیشتر رخ داده است. [که گناهش آمرزیده شده، ولى باید از یکى جدا شوید.] همانا خداوند آمرزنده و مهربان است.///حرام شد بر شما (ازدواج با) مادران و دختران و خواهران و عمه‌ها و خاله‌ها و دختران برادر و دختران خواهر و مادران رضاعی و خواهران رضاعی و مادران زن و دختران زن که در دامن شما تربیت شده‌اند اگر با آن زن مباشرت کرده باشید، و اگر دخول با آن زن نکرده (طلاق دهید) باکی نیست (که با دختر او ازدواج کنید). و نیز حرام شد زن فرزندان صلبی و نیز حرام شد جمع میان دو خواهر مگر آنچه پیش از نزول این حکم کرده‌اید (که خدا از آن درگذشت) که خدا (در حق بندگان) بخشنده و مهربان است.///[نکاح‌] مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمه‌هایتان و خاله‌هایتان و دختران برادرتان و دختران خواهرتان و مادران [دایگانی‌] که شما را شیر داده‌اند و خواهران رضاعی‌تان و مادران زنانتان و دختران زنانتان [دختر اندرهایی‌] که در دامان [تربیت و] نگهداری شما هستند -در صورتی که از زنانی باشند که با آنان آمیزش جنسی کرده‌اید، و اگر آمیزش جنسی نکرده باشید، گناهی بر شما نیستو [عروسان یا] همسران پسرانتان -پسرانی که از صلب خودتان هستندبر شما حرام گردیده است، و [همچنین‌] جمع بین دو خواهر [در یک زمان‌]، مگر آنچه در گذشته رخ داده باشد، که خداوند آمرزگار مهربان است‌///حرام شده است بر شما، مادرانتان، و دختران، و خواهران، و عمه‌ها، و خاله‌ها، و دختران برادر، و دختران خواهر شما، و مادرانی که شما را شیر داده‌اند، و خواهران رضاعی شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرتان که در دامان شما پرورش یافته‌اند از همسرانی که با آنها آمیزش جنسی داشته‌اید -و چنانچه با آنها آمیزش جنسی نداشته‌اید، (دختران آنها) برای شما مانعی ندارد- و (همچنین) همسرهای پسرانتان که از نسل شما هستند (-نه پسرخوانده‌ها-) و (نیز حرام است بر شما) جمع میان دو خواهر کنید؛ مگر آنچه در گذشته واقع شده؛ چرا که خداوند، آمرزنده و مهربان است.///حرام شده است بر شما مادران شما و دختران شما و خواهران شما و عمه‌های شما و خاله‌های شما و دختران برادر و دختران خواهر و مادران شما آنان که شیرتان دادند و خواهران شما در شیر و مادران زنان شما و دخترانی که در دامان شما هستند از زنانی که همبستر شده‌اید با آنان پس اگر همبستر نشده باشید با آنان نیست باکی بر شما و همسران فرزندان شما آنان که از صلبهای (کمرهای) شما هستند و آنکه جمع کنید میان دو خواهر جز آنچه گذشته است همانا خداوند است آمرزنده مهربان‌///(این زنان در همه‌ی ابعاد زنانگی) بر شما حرام شده‌اند: مادرانتان، دخترانتان، خواهرانتان، عمه‌هایتان، خاله‌هایتان، دختران برادر، دختران خواهر، مادرهایتان که به شما شیر داده‌اند، خواهران رضاعی شما، مادران زنانتان، و دختران همسرانتان که در دامان شما پرورش یافته‌اند و با آن همسران همبستر شده‌اید؛ پس اگر با آنها همبستر نشده‌اید بر شما گناهی نیست (که دختران یا مادرانشان را نکاح کنید) و زنان پسرانی که از صلب‌های خودتان هستند و جمع میان دو خواهر با همدیگر؛ مگر آنچه که در گذشته رخ داده (که اکنون حرامند) خدا بی‌گمان پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان بوده است. quran_en_fa Also (prohibited are) women already married, except those whom your right hands possess: Thus hath Allah ordained (Prohibitions) against you: Except for these, all others are lawful, provided ye seek (them in marriage) with gifts from your property,- desiring chastity, not lust, seeing that ye derive benefit from them, give them their dowers (at least) as prescribed; but if, after a dower is prescribed, agree Mutually (to vary it), there is no blame on you, and Allah is All-knowing, All-wise. و [ازدواج با] زنان شوهردار [بر شما حرام شده است] مگر زنانی که [به سبب جنگ با شوهران کافرشان از راه اسارت] مالک شده‌اید؛ [این احکام] مقرر شده خدا بر شماست. و زنان دیگر غیر از این [زنانی که حرمت ازدواج با آنان بیان شد] برای شما حلال است، که آنان را با [هزینه کردن] اموالتان [به عنوان ازدواج] بخواهید در حالی که [قصد دارید با آن ازدواج] پاکدامن باشید نه زناکار. و از هر کدام از زنان بهره مند شدید، مهریه او را به عنوان واجب مالی بپردازید، و در آنچه پس از تعیین مهریه [نسبت به مدت عقد یا کم یا زیاد کردن مهریه] با یکدیگر توافق کردید بر شما گناهی نیست؛ یقینا خدا همواره دانا و حکیم است.///و [ازدواج با] زنان شوهردار [بر شما حرام شده است] مگر زنانی که [به سبب جنگ با شوهران کافرشان از راه اسارت] مالک شده‌اید؛ [این احکام] مقرر شده خدا بر شماست. و زنان دیگر غیر از این [زنانی که حرمت ازدواج با آنان بیان شد] برای شما حلال است، که آنان را با [هزینه کردن] اموالتان [به عنوان ازدواج] بخواهید در حالی که [قصد دارید با آن ازدواج] پاکدامن باشید نه زناکار. و از هر کدام از زنان بهره مند شدید، مهریه او را به عنوان واجب مالی بپردازید، و در آنچه پس از تعیین مهریه [نسبت به مدت عقد یا کم یا زیاد کردن مهریه] با یکدیگر توافق کردید بر شما گناهی نیست؛ یقینا خدا همواره دانا و حکیم است.///و نیز زنان شوهردار بر شما حرام شده‌اند، مگر آنها که به تصرف شما درآمده باشند. از کتاب خدا پیروى کنید. و جز اینها، زنان دیگر هرگاه در طلب آنان از مال خویش مهرى بپردازید و آنها را به نکاح درآورید نه به زنا، بر شما حلال شده‌اند. و زنانى را که از آنها تمتع مى‌گیرید واجب است که مهرشان را بدهید. و پس از مهر معین، در قبول هر چه هر دو بدان رضا بدهید گناهى نیست. هر آینه خدا دانا و حکیم است.///و زنان شوهردار [نیز بر شما حرام است‌] مگر زنانى که مالک آنها شده‌اید. [این‌] حکم خدا بر شماست. و آنچه غیر این باشد براى شما حلال است که با صرف اموال خویش طلب کنید [ولى‌] پاکدامنانه، نه زشتکارانه. و زنانى را که متعه کرده‌اید، مهرشان را به عنوان فریضه///و زنان شوهردار [نیز بر شما حرام شده است‌] به استثناى زنانى که مالک آنان شده‌اید؛ [این‌] فریضه الهى است که بر شما مقرر گردیده است. و غیر از این [زنان نامبرده‌]، براى شما حلال است که [زنان دیگر را] به وسیله اموال خود طلب کنید -در صورتى که پاکدامن باشید و زناکار نباشید- و زنانى را که متعه کرده‌اید، مهرشان را به عنوان فریضه‌اى به آنان بدهید، و بر شما گناهى نیست که پس از [تعیین مبلغ‌] مقرر، با یکدیگر توافق کنید [که مدت عقد یا مهر را کم یا زیاد کنید]؛ مسلما خداوند داناى حکیم است.///و [ازدواج با] زنان شوهردار [نیز بر شما حرام است،] مگر آنان که [در جنگ با کفار اسیر کرده و] مالک شده‌اید. [که اسارت آنها در حکم طلاق است. این احکام،] نوشته و قانون خدا بر شماست. و جز اینها [که بیان شد،] بر شما حلال است که [زنان دیگر را] با [پرداخت بخشی از] اموالتان، به قصد پاکدامنى اختیار کنید، نه به قصد زنا. پس هرگاه از زنان [با ازدواج موقت] کام گرفتید، واجب است مهریه آنها را بپردازید و گناهى بر شما نیست که پس از تعیین مهریه، با رضایت یکدیگر [مقدار آن را] کم یا زیاد کنید. خداوند همواره دانا و حکیم است.///و نکاح زنان شوهردار نیز (برای شما حرام شد) مگر آن زنانی که (در جنگهای با کفار، به حکم خدا) متصرف شده‌اید. این حکم خدا بر شماست، و هر زنی غیر آنچه ذکر شد شما را حلال است که به مال خود به طریق زناشویی بگیرید نه آنکه زنا کنید، پس چنانچه از آنها بهره‌مند شوید آن مهر معین که حق آنهاست به آنان بپردازید، و باکی نیست بر شما که بعد از تعیین مهر هم به چیزی با هم تراضی کنید (و بدانید که) البته خدا دانا و آگاه است.///و [همچنین‌] زنان شوهردار، مگر ملک یمین [کنیز] تان، این فریضه الهی است که بر شما مقرر گردیده است، و فراتر از اینان بر شما حلال گردیده است که با صرف اموال خویش، پاکدامنانه و نه پلیدکارانه، آن را به دست آورید، و آنانکه [به صورت متعه‌] از آنان برخوردار شوید، باید مهرهایشان را که بر عهده شما مقرر است، بپردازید، و در آنچه پس از تعیین [در مدت یا مهر تغییر دهید یا] به توافق رسید، گناهی بر شما نیست، که خداوند دانای فرزانه است‌///و زنان شوهردار (بر شما حرام است؛) مگر آنها را که (از راه اسارت) مالک شده‌اید؛ (زیرا اسارت آنها در حکم طلاق است؛) اینها احکامی است که خداوند بر شما مقرر داشته است. اما زنان دیگر غیر از اینها (که گفته شد)، برای شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید؛ در حالی که پاکدامن باشید و از زنا، خودداری نمایید. و زنانی را که متعه [= ازدواج موقت‌] می‌کنید، واجب است مهر آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. (بعدا می‌توانید با توافق، آن را کم یا زیاد کنید.) خداوند، دانا و حکیم است.///و زنان شوهردار مگر آنچه از آن شما است به ملک یمین کتاب خدا است بر شما و حلال شد برای شما جز اینان که به مالهای خویش خواستگاری کنید حالی که شوهران باشید نه زناکاران پس هرچند کامیاب شدید از ایشان بدهید بدیشان مزدهای ایشان را به واجب و نیست باکی بر شما در آنچه تراضی کنید بدان پس از واجب همانا خدا است دانای حکیم‌///و زنان شوهردار (نیز بر شما حرام شده‌اند) به استثنای زنانی که مالک آنان شده‌اید (و شوهرانشان همچنان در حال کفرند). (این) فریضه‌ی الهی است که بر شما مقرر گردیده و غیر از این (زنان) برای شما حلالند که با اموال خود جویا شوید، در حالی که نگهدارنده‌ی پاکی بوده و زناکار نباشید. پس از زنانی (موقت) که از آنان بهره‌ای شهوانی برده‌اید مهرشان را به عنوان فریضه‌ای به آنان بدهید و بر شما گناهی نیست که پس از تعیین مبلغ مقرر، با یکدیگر توافق کنید (که مدت عقد موقت یا مهرشان را کم یا زیاد کنید). همواره خدا بسی دانای حکیم بوده است. quran_en_fa If any of you have not the means wherewith to wed free believing women, they may wed believing girls from among those whom your right hands possess: And Allah hath full knowledge about your faith. Ye are one from another: Wed them with the leave of their owners, and give them their dowers, according to what is reasonable: They should be chaste, not lustful, nor taking paramours: when they are taken in wedlock, if they fall into shame, their punishment is half that for free women. This (permission) is for those among you who fear sin; but it is better for you that ye practise self-restraint. And Allah is Oft-forgiving, Most Merciful. و از شما کسی که به سبب تنگدستی نتواند با زنان آزاد مؤمن ازدواج کند، با کنیزان جوان با ایمانتان [ازدواج کنید و اظهار ایمان از سوی کنیزان در جواز ازدواج با آنان کافی است]. و خدا به ایمان شما [که کدام ظاهری و کدام حقیقی و واقعی است] داناتر است. [آزاد و کنیز در اصل و نسب و در رابطه ایمانی] از یکدیگر، [و اعضای یک پیکرید]، پس با کنیزان با اجازه صاحبانشان ازدواج کنید، و مهریه آنان را به طور شایسته و پسندیده به خودشان بپردازید. [جواز این ازدواج مشروط به آن است که کنیزان] پاکدامن باشند نه زناکار و نه گیرندگان دوست پنهانی. پس هنگامی که به ازدواج درآمدند، اگر مرتکب کار زشت شوند، بر آنان نصف مجازاتی است که بر زنان آزاد است. این [جواز ازدواج با کنیز] برای کسی از شماست که از مشقت [غریزه جنسی و دچار شدن به زنا] بترسد، و شکیبایی کردن برای شما بهتر است؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///و از شما کسی که به سبب تنگدستی نتواند با زنان آزاد مؤمن ازدواج کند، با کنیزان جوان با ایمانتان [ازدواج کنید و اظهار ایمان از سوی کنیزان در جواز ازدواج با آنان کافی است]. و خدا به ایمان شما [که کدام ظاهری و کدام حقیقی و واقعی است] داناتر است. [آزاد و کنیز در اصل و نسب و در رابطه ایمانی] از یکدیگر، [و اعضای یک پیکرید]، پس با کنیزان با اجازه صاحبانشان ازدواج کنید، و مهریه آنان را به طور شایسته و پسندیده به خودشان بپردازید. [جواز این ازدواج مشروط به آن است که کنیزان] پاکدامن باشند نه زناکار و نه گیرندگان دوست پنهانی. پس هنگامی که به ازدواج درآمدند، اگر مرتکب کار زشت شوند، بر آنان نصف مجازاتی است که بر زنان آزاد است. این [جواز ازدواج با کنیز] برای کسی از شماست که از مشقت [غریزه جنسی و دچار شدن به زنا] بترسد، و شکیبایی کردن برای شما بهتر است؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///هر کس را که توانگرى نباشد تا آزادزنان مؤمنه را به نکاح خود درآورد از کنیزان مؤمنه‌اى که مالک آنها هستید به زنى گیرد. و خدا به ایمان شما آگاه‌تر است. همه از جنس یکدیگرید. پس بندگان را به اذن صاحبانشان نکاح کنید و مهرشان را به نحو شایسته‌اى بدهید. و باید که پاکدامن باشند نه زناکار و نه از آنها که به پنهان دوست مى‌گیرند. و چون شوهر کردند، هرگاه مرتکب فحشا شوند شکنجه آنان نصف شکنجه آزادزنان است. و این براى کسانى است از شما که بیم دارند که به رنج افتند. با این همه، اگر صبر کنید برایتان بهتر است و خدا آمرزنده و مهربان است.///و هر که از شما توان مالى ندارد که با زنان آزاد مؤمن ازدواج کند، از کنیزان با ایمان که در اختیار دارید [ازدواج کند] و خدا به ایمان شما داناتر است، همه از یکدیگرید. پس آنها را با اجازه‌ى کسانشان به همسرى خود در آورید و مهرشان را به شیوه‌اى نیکو بدهید ب///و هر کس از شما، از نظر مالى نمى‌تواند زنان [آزاد] پاکدامن با ایمان را به همسرى [خود] درآورد، پس با دختران جوانسال با ایمان شما که مالک آنان هستید [ازدواج کند]؛ و خدا به ایمان شما داناتر است. [همه‌] از یکدیگرید. پس آنان را با اجازه خانواده‌شان به همسرى [خود] درآورید و مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید [به شرط آنکه‌] پاکدامن باشند نه زناکار، و دوست‌گیران پنهانى نباشند. پس چون به ازدواج [شما] درآمدند، اگر مرتکب فحشا شدند، پس بر آنان نیمى از عذاب [=مجازات‌] زنان آزاد است. این [پیشنهاد زناشویى با کنیزان‌] براى کسى از شماست که از آلایش گناه بیم دارد؛ و صبر کردن، براى شما بهتر است، و خداوند آمرزنده مهربان است.///و هر کس از شما، که توانایى مالى ندارد تا با زنان پاکدامن باایمان ازدواج کند، مى‌تواند از کنیزان جوان مؤمن که مالک آن هستید، [همسر گزیند] و خداوند به ایمان شما آگاه‌تر است. همه از یکدیگرید، پس آنها را با اجازه‌ی صاحبانشان به همسرى درآورید و مهریه آنان را به طور شایسته به خودشان بدهید، به شرط آن که پاکدامن باشند، نه مرتکب فحشا شوند و نه دوست پنهانى بگیرند. پس آن‌گاه که کنیزان، همسردار شدند، اگر کار زشت زنا از آنان سر زد، کیفرشان نصف کیفر زنان آزاد است. این [نوع از ازدواج،] براى کسانى از شماست که از افتادن به گناه و فحشا بر خود بترسند. با این همه، صبر کردن [و ازدواج نکردن با کنیزان] برای شما بهتر است. و خداوند، آمرزنده و مهربان است.///و هر که را توانایی آن نباشد که زنان پارسای با ایمان (و آزاد) گیرد پس، از کنیزان مؤمنه که مالک آن شدید به زنی اختیار کند. خدا آگاه‌تر است به (مراتب) ایمان شما که شما اهل ایمان بعضی از جنس بعضی دیگرید (و همه مؤمن و در رتبه یکسانید)، پس با کنیزان مؤمنه با اذن مالکشان ازدواج کنید و مهر آنها را به طرز پسندیده بدهید، کنیزانی که عفیف باشند نه زناکار و رفیق و دوست‌باز، پس چون شوهر کردند چنانچه عمل زشتی از آنها سر زند بر آنها نصف عذاب (یعنی حد) زنان پارسای آزاد است. این حکم درباره کسی است که بترسد مبادا به رنج افتد، و صبر کردن برای شما بهتر است، و خدا بخشنده و مهربان است.///و هرکس از شما که توانائی مالی نداشته باشد که با زنان آزاد مؤمن ازدواج کند [بهتر است‌] با ملک یمینهایتان، از کنیزان مؤمن، ازدواج کند، و خداوند به ایمان شما داناتر است، همه از یکدیگرید، پس با اجازه سرپرستشان با آنان ازدواج کنید و مهرهایشان را به وجه پسندیده به ایشان بدهید [در حالی که‌] پاکدامنان غیر پلیدکار باشند، و دوست‌گیران نهانی نباشند، آنگاه چون ازدواج کردند، اگر مرتکب ناشایستی [زنا] شدند، مجازات آنان به اندازه نصف مجازاتی است که بر زنان آزاد مقرر است، این حکم [ازدواج با کنیزان‌] برای کسی از شماست که از آلایش گناه بترسد، و شکیبائی [و پاکدامنی‌] پیشه‌کردن برایتان بهتر است، و خداوند آمرزگار مهربان است‌///و آنها که توانایی ازدواج با زنان (آزاد) پاکدامن باایمان را ندارند، می‌توانند با زنان پاکدامن از بردگان باایمانی که در اختیار دارید ازدواج کنند -خدا به ایمان شما آگاه‌تر است؛ و همگی اعضای یک پیکرید- آنها را با اجازه صاحبان آنان تزویج نمایید، و مهرشان را به خودشان بدهید؛ به شرط آنکه پاکدامن باشند، نه بطور آشکار مرتکب زنا شوند، و نه دوست پنهانی بگیرند. و در صورتی که «محصنه» باشند و مرتکب عمل منافی عفت شوند، نصف مجازات زنان آزاد را خواهند داشت. این (اجازه ازدواج با کنیزان) برای کسانی از شماست که بترسند (از نظر غریزه جنسی) به زحمت بیفتند؛ و (با این حال نیز) خودداری (از ازدواج با آنان) برای شما بهتر است. و خداوند، آمرزنده و مهربان است.///و آن کس که توانائی مالی ندارد از شما که کابین کند زنان آزاد با ایمان را پس از آنچه در ملک یمین شما است از کنیزکان با ایمان و خدا داناتر است به ایمان شما یک به یک (یا بعضی از شما از بعضی است) پس ازدواج کنید با آنان به اذن خانواده‌های آنان و بدیشان دهید مزدهای ایشان را به خوبی حالی که خویشتن نگهدارندگانند نه زناکاران و نه یارگیرندگان پس گاهی که شوی کردند اگر فحشائی آوردند بر ایشان است نصف آنچه بر زنان آزاد است از شکنجه این برای کسی است از شما که رنج عزوبت را ترسد و صبرکردن بهتر است برای شما و خدا است آمرزنده مهربان‌///و هر کس از شما، از نظر مالی (یا حالی) نمی‌تواند زنان (آزاد) پاکدامن باایمان را به همسری (خود) در آورد، پس با دخترانی باایمان که مالک آنان هستید (ازدواج کنید). و خدا به ایمان شما داناتر است. همه‌ی آزادانتان و زرخریدانتان از (جنس و پیوند) یکدیگرید؛ پس آنان را با اجازه‌ی مالکان و خانواده‌شان به همسری (خود) در آورید و مهریه‌هاشان را به طور پسندیده به آنان بدهید در حالی‌که پاکدامن باشند نه زناکاران و نه دوست‌گیران پنهانی. پس چون به ازدواج (شما) در آمدند، اگر مرتکب فحشایی شدند، در این صورت بر آنان نیمی از عذاب [: مجازات] زنان آزاد است. این (پیشنهاد زناشویی با کنیزان) برای کسی از شماست که از تعب عزوبت بیم دارد و صبر کردن برای شما بهتر است. و خدا پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa Allah doth wish to make clear to you and to show you the ordinances of those before you; and (He doth wish to) turn to you (In Mercy): And Allah is All-knowing, All-wise. خدا می‌خواهد [احکام و مقرراتش را] برای شما بیان کند و شما را به روش‌های [پاک و صحیح] کسانی که پیش از شما بودند، راهنمایی نماید و رحمت و مغفرتش را بر شما فرو ریزد؛ و خدا دانا و حکیم است.///خدا می‌خواهد [احکام و مقرراتش را] برای شما بیان کند و شما را به روش‌های [پاک و صحیح] کسانی که پیش از شما بودند، راهنمایی نماید و رحمت و مغفرتش را بر شما فرو ریزد؛ و خدا دانا و حکیم است.///خدا مى‌خواهد براى شما همه چیز را آشکار کند و به سنتهاى پیشینیانتان راه بنماید و توبه شما را بپذیرد، که خدا دانا و حکیم است.///خدا مى‌خواهد [حکم خویش را] براى شما بیان کند و راه و رسم پیشینیان را به شما ارائه دهد و بر شما ببخشاید، و خدا داناى حکیم است///خدا مى‌خواهد براى شما توضیح دهد، و راه [و رسم‌] کسانى را که پیش از شما بوده‌اند به شما بنمایاند، و بر شما ببخشاید، و خدا داناى حکیم است.///خداوند مى‌خواهد [با این قوانین، راه سعادت را] براى شما آشکار سازد و شما را به سنت‌هاى [نیک] پیشینیانتان راهنمایى کند و توبه شما را بپذیرد. و خداوند، دانا و حکیم است.///خدا می‌خواهد (راه سعادت را) برای شما بیان کند و شما را به آداب (ستوده) آنان که پیش از شما بودند رهبر گردد و بر شما ببخشاید، که خدا دانا و به حقایق امور آگاه است.///خداوند می‌خواهد [احکام خویش را] برای شما روشن سازد و شما را به سیره و سنت [حسنه‌] پیشینیان راهبر شود و از شما درگذرد و خداوند دانای فرزانه است‌///خداوند می‌خواهد (با این دستورها، راه‌های خوشبختی و سعادت را) برای شما آشکار سازد، و به سنتهای (صحیح) پیشینیان رهبری کند. و خداوند دانا و حکیم است.///خدا خواهد بیان کند برای شما و هدایت کند شما را به راه‌های آنان که پیش از شما بودند و بگذرد از شما و خدا است دانای حکیم‌///خدا می‌خواهد (حقایق را) برای شما روشن کند و سنت‌های کسانی را که پیش از شما بوده‌اند به شما بنمایاند و بر شما برگردد. و خدا بسی دانای حکیم است. quran_en_fa Allah doth wish to Turn to you, but the wish of those who follow their lusts is that ye should turn away (from Him),- far, far away. و خدا می‌خواهد با رحمت و لطفش به شما توجه کند؛ و آنان که از شهوات پیروی می‌کنند می‌خواهند شما [در روابط جنسی از حدود و مقررات حق] به انحراف بزرگی دچار شوید.///و خدا می‌خواهد با رحمت و لطفش به شما توجه کند؛ و آنان که از شهوات پیروی می‌کنند می‌خواهند شما [در روابط جنسی از حدود و مقررات حق] به انحراف بزرگی دچار شوید.///خدا مى‌خواهد توبه شما را بپذیرد. ولى آنان که از پى شهوات مى‌روند، مى‌خواهند که شما به کجروى عظیمى افتید.///و خدا مى‌خواهد بر شما ببخشاید، و کسانى که پیرو شهواتند مى‌خواهند شما دستخوش انحرافى بزرگ شوید///خدا مى‌خواهد تا بر شما ببخشاید؛ و کسانى که از خواسته‌ها [ى نفسانى‌] پیروى مى‌کنند مى‌خواهند شما دستخوش انحرافى بزرگ شوید.///و خداوند مى‌خواهد شما را فرصت توبه دهد [و از آلودگى پاک سازد،] ولى کسانى که پیرو هوس‌هایند، مى‌خواهند که شما دستخوش انحرافى بزرگ شوید.///و خدا می‌خواهد بر شما (به رحمت و مغفرت) بازگشت فرماید، و مردم هوسناک پیرو شهوات می‌خواهند که شما (از راه حق و رحمت) دور و منحرف گردید.///و خداوند می‌خواهد از شما درگذرد و کسانی که پیرو شهواتند می‌خواهند که کجروی بزرگی پیشه کنند///خدا می‌خواهد شما را ببخشد (و از آلودگی پاک نماید)، اما آنها که پیرو شهواتند، می‌خواهند شما بکلی منحرف شوید.///خدا خواهد که بپذیرد توبه شما را و خواهند آنان که پیروی شهوات کنند که منحرف شوید انحرافی بزرگ‌///و خدا می‌خواهد بر شما بازگردد و کسانی که از خواسته‌ها (ی شهوانیشان) پیروی می‌کنند می‌خواهند شما دستخوش انحرافی بزرگ شوید. quran_en_fa Allah doth wish to lighten your (difficulties): For man was created Weak (in flesh). خدا می‌خواهد [با تشریع ازدواج با زنان مؤمن، و ازدواج با کنیزان مؤمن، و ازدواج موقت، بار مشکلات زندگی و مشقت‌های روابط نامشروع جنسی را] بر شما سبک کند؛ و انسان [در برابر مشکلات و شهوات جنسی] ناتوان آفریده شده است.///خدا می‌خواهد [با تشریع ازدواج با زنان مؤمن، و ازدواج با کنیزان مؤمن، و ازدواج موقت، بار مشکلات زندگی و مشقت‌های روابط نامشروع جنسی را] بر شما سبک کند؛ و انسان [در برابر مشکلات و شهوات جنسی] ناتوان آفریده شده است.///خدا مى‌خواهد بار شما را سبک کند، زیرا آدمى ناتوان آفریده شده است.///خدا مى‌خواهد بر شما آسان گیرد، و آدمى ناتوان آفریده شده است///خدا مى‌خواهد تا بارتان را سبک گرداند؛ و [مى‌داند که‌] انسان، ناتوان آفریده شده است.///خداوند مى‌خواهد [در کار ازدواج] بر شما آسان گیرد. زیرا انسان، [در برابر خواسته‌های نفسانی] ناتوان آفریده شده است.///خدا می‌خواهد کار بر شما آسان کند، که انسان ضعیف خلق شده است.///خداوند می‌خواهد بر شما آسان گیرد و انسان ناتوان آفریده شده است‌///خدا میخواهد (با احکام مربوط به ازدواج با کنیزان و مانند آن،) کار را بر شما سبک کند؛ و انسان، ضعیف آفریده شده؛ (و در برابر طوفان غرایز، مقاومت او کم است)///خدا خواهد سبک کند از شما و آفریده شده است انسان ناتوان‌///خدا می‌خواهد (تا بارتان را) از شما سبک گرداند. و انسان ناتوان آفریده شده است. quran_en_fa O ye who believe! Eat not up your property among yourselves in vanities: But let there be amongst you Traffic and trade by mutual good-will: Nor kill (or destroy) yourselves: for verily Allah hath been to you Most Merciful! ای اهل ایمان! اموال یکدیگر را در میان خود به باطل [و از راه حرام و نامشروع] مخورید، مگر آنکه تجارتی از روی خشنودی و رضایت میان خودتان انجام گرفته باشد. و خودکشی نکنید؛ زیرا خدا همواره به شما مهربان است.///ای اهل ایمان! اموال یکدیگر را در میان خود به باطل [و از راه حرام و نامشروع] مخورید، مگر آنکه تجارتی از روی خشنودی و رضایت میان خودتان انجام گرفته باشد. و خودکشی نکنید؛ زیرا خدا همواره به شما مهربان است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، اموال یکدیگر را به ناحق مخورید، مگر آنکه تجارتى باشد که هر دو طرف بدان رضایت داده باشید. و خودتان را مکشید. هر آینه خدا با شما مهربان است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! اموال خود را میان خودتان به ناروا مخورید، مگر آن که داد و ستدى با رضایت یکدیگر باشد. و یکدیگر را مکشید، همانا خدا با شما مهربان است///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، اموال همدیگر را به ناروا مخورید -مگر آنکه داد و ستدى با تراضى یکدیگر، از شما [انجام گرفته‌] باشد- و خودتان را مکشید، زیرا خدا همواره با شما مهربان است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! اموال یکدیگر را در میان خود به باطل [و از طرق نامشروع] نخورید، مگر این که داد و ستدی با رضایت یکدیگر باشد. و خود [و یکدیگر] را نکشید. خداوند همواره با شما مهربان است.///ای اهل ایمان، مال یکدیگر را به ناحق مخورید مگر آنکه تجارتی باشد که از روی رضا و رغبت کرده (و سودی برید)، و یکدیگر را نکشید، که البته خدا به شما بسیار مهربان است.///ای مؤمنان اموال همدیگر را به ناروا مخورید، مگر آنکه دادوستدی به توافق خودتان باشد، و خودتان را نکشید چرا که خداوند با شما مهربان است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اموال یکدیگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخورید مگر اینکه تجارتی با رضایت شما انجام گیرد. و خودکشی نکنید! خداوند نسبت به شما مهربان است.///ای آنان که ایمان آوردید نخورید اموال خویش را میان خویش به ناحق مگر آنکه داد و ستدی باشد بر تراضی شما و نکشید همدیگر را همانا خداوند است به شما مهربان‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! اموال همدیگر را به ناروا مخورید مگر آنکه داد و ستدی با تراضی یکدیگر (بر مبنای عقل و شرع)، از شما (انجام) بشود؛ و خودهاتان (و دیگران) را مکشید، زیرا همواره خدا نسبت به شما رحمتگری ویژه بوده است. quran_en_fa If any do that in rancour and injustice,- soon shall We cast them into the Fire: And easy it is for Allah. و هر که خوردن مال به باطل و قتل نفس را از روی تجاوز [از حدود خدا] و ستم [بر خود و دیگران] مرتکب شود، به زودی او را در آتشی [آزار دهنده و سوزان] درآوریم؛ واین کار بر خدا آسان است.///و هر که خوردن مال به باطل و قتل نفس را از روی تجاوز [از حدود خدا] و ستم [بر خود و دیگران] مرتکب شود، به زودی او را در آتشی [آزار دهنده و سوزان] درآوریم؛ واین کار بر خدا آسان است.///و هر که این کارها از روى تجاوز و ستم کند، او را در آتش خواهیم افکند و این بر خدا آسان است.///و هر که به تجاوز و ستم چنین کند، زودا که او را به آتش دوزخ در آوریم، و این بر خدا آسان است///و هر کس از روى تجاوز و ستم چنین کند، به زودى وى را در آتشى درآوریم، و این کار بر خدا آسان است.///و هر کس از روى تجاوز و ستم چنان کند [و دست به مال مردم دراز کرده، یا مرتکب خودکشى و خون‌ریزى شود] به زودى او را در آتشى [عظیم] درآوریم و این کار، براى خداوند آسان است.///و هر کس از روی دشمنی و ستمگری چنین کند، پس او را به زودی در آتش دوزخ درآوریم، و این کار (انتقام کشیدن از ظالمان) برای خدا آسان است.///و هرکس از روی سرکشی و ستم چنین کند، او را به آتشی در خواهیم آورد و این امر بر خداوند آسان است‌///و هر کس این عمل را از روی تجاوز و ستم انجام دهد، بزودی او را در آتشی وارد خواهیم ساخت؛ و این کار برای خدا آسان است.///و آن کس که این کار را کند به بیداد و ستم بزودی چشانیمش آتش را و آن است بر خدا آسان‌///و هر کس از روی تجاوز و ستم چنین کند، به زودی وی را گیرانه‌ی آتشی کنیم، و این کار بر خدا آسان بوده است. quran_en_fa If ye (but) eschew the most heinous of the things which ye are forbidden to do, We shall expel out of you all the evil in you, and admit you to a gate of great honour. اگر از گناهان بزرگی که از آنها نهی می‌شوید دوری کنید، گناهان کوچکتان را از شما محو می‌کنیم، و شما را به جایگاهی ارزشمند و نیکو وارد می‌کنیم.///اگر از گناهان بزرگی که از آنها نهی می‌شوید دوری کنید، گناهان کوچکتان را از شما محو می‌کنیم، و شما را به جایگاهی ارزشمند و نیکو وارد می‌کنیم.///اگر از گناهان بزرگى که شما را از آن نهى کرده‌اند اجتناب کنید، از دیگر گناهانتان درمى‌گذریم و شما را به مکانى نیکو درمى‌آوریم.///اگر از گناهان بزرگى که از آن نهى شده‌اید دورى کنید، بدى‌هاى [کوچک‌] شما را مى‌پوشانیم و شما را به جایگاهى ارجمند وارد مى‌کنیم///اگر از گناهان بزرگى که از آن‌ [ها] نهى شده‌اید دورى گزینید، بدیهاى شما را از شما مى زداییم، و شما را در جایگاهى ارجمند درمى‌آوریم.///اگر از گناهان بزرگى که از آن نهى شده‌اید، پرهیز کنید، بدى‌هایتان را مى‌پوشانیم و شما را در جایگاهى ارجمند وارد مى‌کنیم.///(ای اهل ایمان) چنانکه از گناهان بزرگی که شما را از آن نهی کرده‌اند دوری گزینید، ما از گناهان دیگر شما درگذریم و شما را به مقامی نیکو برسانیم.///اگر از گناهان بزرگی که از آن نهی شده‌اید، پرهیز کنید، سیئات شما را می‌زداییم و شما را به جایگاهی شایسته درمی‌آوریم‌///اگر از گناهان بزرگی که از آن نهی می‌شوید پرهیز کنید، گناهان کوچک شما را می‌پوشانیم؛ و شما را در جایگاه خوبی وارد می‌سازیم.///اگر دوری کنید از گرانهای آنچه نهی شوید از آن بستریم از شما گناهان شما را و درآریمتان جایگاهی ارجمند///اگر از گناهان بزرگی که از آنها نهی می‌شوید دوری گزینید، گناهان کوچکتان را از شما می‌زداییم و شما را در جایگاهی ارجمند و پرکرامت در می‌آوریم. quran_en_fa And in no wise covet those things in which Allah Hath bestowed His gifts More freely on some of you than on others: To men is allotted what they earn, and to women what they earn: But ask Allah of His bounty. For Allah hath full knowledge of all things. و نعمت‌ها و مال و ثروتی که خدا به سبب آن برخی از شما را بر برخی برتری داده آرزو مکنید [که آرزویش مایه حسد و فساد است. این تفاوت‌ها و برتری‌ها لازمه زندگی دنیا و بر اساس محاسبات حکیمانه است، اما در عین حال] برای مردان از آنچه کسب کرده‌اند بهره‌ای است، و برای زنان هم از آنچه کسب کرده‌اند بهره‌ای است. و [با کمک تقوا و عمل صالح] از بخشش خدا بخواهید، یقینا خدا همواره به همه چیز داناست.///و نعمت‌ها و مال و ثروتی که خدا به سبب آن برخی از شما را بر برخی برتری داده آرزو مکنید [که آرزویش مایه حسد و فساد است. این تفاوت‌ها و برتری‌ها لازمه زندگی دنیا و بر اساس محاسبات حکیمانه است، اما در عین حال] برای مردان از آنچه کسب کرده‌اند بهره‌ای است، و برای زنان هم از آنچه کسب کرده‌اند بهره‌ای است. و [با کمک تقوا و عمل صالح] از بخشش خدا بخواهید، یقینا خدا همواره به همه چیز داناست.///آرزو مکنید آن چیزهایى را که بدانها خدا بعضى از شما را بر بعضى دیگر برترى داده است. مردان را از آنچه کنند نصیبى است و زنان را از آنچه کنند نصیبى. و روزى از خدا خواهید که خدا بر هر چیزى آگاه است.///و چیزى را که خدا بدان برخى از شما را بر برخى دیگر برترى داده آرزو نکنید. مردان را از آنچه کسب کرده‌اند بهره‌اى است و زنان را از آنچه به دست آورده‌اند بهره‌اى است. و [هر چه خواهید] از فضل خدا بخواهید که بى‌گمان خدا به هر چیزى آگاه است///و زنهار، آنچه را خداوند به [سبب‌] آن، بعضى از شما را بر بعضى [دیگر] برترى داده آرزو مکنید. براى مردان از آنچه [به اختیار] کسب کرده‌اند بهره‌اى است، و براى زنان [نیز] از آنچه [به اختیار] کسب کرده‌اند بهره‌اى است. و از فضل خدا درخواست کنید، که خدا به هر چیزى داناست.///هرگز برتری‌هایى را که خداوند براى بعضى از شما بر بعضى دیگر قرار داده، آرزو نکنید. [این تفاوت‌ها، براى حفظ نظام زندگى است. با این حال،] مردان از آنچه به دست آورده‌اند، بهره‌اى دارند و زنان نیز بهره‌اى. [و نباید حقوق هیچ یک پایمال گردد]. و [به جاى آرزو و حسادت،] از فضل خداوند درخواست کنید، که خداوند به هر چیزى داناست.///آرزو (و توقع بیجا) در فضیلت و مزیتی که خدا به آن بعضی را بر بعضی برتری داده مکنید؛ که هر یک از مرد و زن از آنچه اکتساب کنند بهره‌مند شوند. و هر چه می‌خواهید از فضل خدا درخواست کنید (نه از خلق) که خدا به همه چیز داناست.///و چیزی را که خداوند بدان بعضی از شما را بر دیگری برتری بخشیده است، آرزو مکنید، مردان را از کار و کردار خویش بهره‌ای و زنان را [نیز] از کار و کردار خویش بهره‌ای معین است و [هر چه خواهید] از فضل الهی بخواهید، و خداوند از همه چیز آگاه است‌///برتریهایی را که خداوند برای بعضی از شما بر بعضی دیگر قرار داده آرزو نکنید! (این تفاوتهای طبیعی و حقوقی، برای حفظ نظام زندگی شما، و بر طبق عدالت است. ولی با این حال،) مردان نصیبی از آنچه به دست می‌آورند دارند، و زنان نیز نصیبی؛ (و نباید حقوق هیچ‌یک پایمال گردد). و از فضل (و رحمت و برکت) خدا، برای رفع تنگناها طلب کنید! و خداوند به هر چیز داناست.///و آرزو نکنید آنچه را خداوند فزونی داد (برتری داده است) بدان بعضی از شما را بر بعضی مردان را است بهره‌ای از آنچه کسب کردند و زنان را است بهره‌ای از آنچه کسب کردند و بخواهید خدا را از فضلش همانا خدا است به همه چیز دانا///و (زنهار) آنچه را خدا بعضی از شما را بر بعضی (دیگر) به آن برتری داده آرزو مکنید. برای مردان از آنچه کسب کرده‌اند بهره‌ای و برای زنان (نیز) از آنچه کسب کرده‌اند بهره‌ای است. و از فضل خدا درخواست کنید که خدا به هر چیزی بسی دانا بوده است. quran_en_fa To (benefit) every one, We have appointed shares and heirs to property left by parents and relatives. To those, also, to whom your right hand was pledged, give their due portion. For truly Allah is witness to all things. و برای هر کسی از آنچه به جای گذاشته وارثانی قرار داده‌ایم، که از میراث پدر و مادر و خویشاوندان ارث ببرند و کسانی که با آنان پیمان [ازدواج یا پیمان‌های شرعی و عرفی] بسته‌اید؛ پس سهم ارث آنان را بدهید؛ یقینا خدا بر همه چیز گواه است.///و برای هر کسی از آنچه به جای گذاشته وارثانی قرار داده‌ایم، که از میراث پدر و مادر و خویشاوندان ارث ببرند و کسانی که با آنان پیمان [ازدواج یا پیمان‌های شرعی و عرفی] بسته‌اید؛ پس سهم ارث آنان را بدهید؛ یقینا خدا بر همه چیز گواه است.///براى همه، در آنچه پدر و مادر و خویشاوندان نزدیک به میراث مى‌گذارند، میراث‌برانى قرار داده‌ایم. و بهره هر کس را که با او قرارى نهاده‌اید بپردازید که خدا بر هر چیزى گواه است.///و براى هر کسى از آنچه پدر و مادر و نزدیکان به جا گذاشته‌اند وارثانى قرار داده‌ایم، و نیز کسانى که با آنان پیمان بسته‌اید بهره‌شان را بدهید، بى‌شک خدا بر هر چیزى گواه است///و از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان، و کسانى که شما [با آنان‌] پیمان بسته‌اید، بر جاى گذاشته‌اند، براى هر یک [از مردان و زنان‌]، وارثانى قرار داده‌ایم. پس نصیبشان را به ایشان بدهید، زیرا خدا همواره بر هر چیزى گواه است.///و براى هر فرد، وارثانى قرار داده‌ایم که از میراث پدر و مادر و نزدیکان ارث برند. و کسانى که با آنان پیمان [زناشویی] بسته‌اید، سهمشان را [از ارث] بپردازید، همانا خداوند بر هر چیز، شاهد و ناظر است.///و ما برای هر چیزی از آنچه پدر و مادر و خویشان به جای گذاشته‌اند وارثانی قرار داده‌ایم، و با هر که عهد و پیمان (حقوقی) بسته‌اید بهره آنان را بدهید (و نقض عهد نکنید) که خدا بر هر چیز گواه است.///برای همه در آنچه پدر و مادر و خویشاوندان نزدیک به جا گذاشته‌اند، میراث برانی قرار داده‌ایم، و نیز کسانی که با آنان پیمان بسته‌اید، بهره‌شان را [از ارث‌] بدهید، که خداوند بر همه چیزی گواه است‌///برای هر کسی، وارثانی قرار دادیم، که از میراث پدر و مادر و نزدیکان ارث ببرند؛ و (نیز) کسانی که با آنها پیمان بسته‌اید، نصیبشان را بپردازید! خداوند بر هر چیز، شاهد و ناظر است.///و برای هر کدام قرار دادیم نزدیکانی که ارث برند از آنچه به جای گذارند پدر مادر و خویشاوندان و آنان را که پیمان بسته است سوگندهای شما پس بدهید ایشان را بهره ایشان همانا خدا است بر همه چیز گواه‌///و از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان نزدیکتر (تان‌) و کسانی که شما (با آنان) پیمان بسته‌اید بر جای گذاشته‌اند برای هر یک (از مردان و زنان) وارثانی قرار داده‌ایم‌؛ پس نصیبشان را بدیشان بدهید. همواره خدا بر هر چیزی گواه بوده است. quran_en_fa Men are the protectors and maintainers of women, because Allah has given the one more (strength) than the other, and because they support them from their means. Therefore the righteous women are devoutly obedient, and guard in (the husband's) absence what Allah would have them guard. As to those women on whose part ye fear disloyalty and ill-conduct, admonish them (first), (Next), refuse to share their beds, (And last) beat them (lightly); but if they return to obedience, seek not against them Means (of annoyance): For Allah is Most High, great (above you all). مردان، کارگزاران و تدبیرکنندگان [زندگی] زنانند، به خاطر آنکه خدا مردان را [از جهت توان جسمی، تحمل مشکلات و قدرت روحی و فکری] بر زنان برتری داده، و به خاطر آنکه [مردان] از اموالشان هزینه زندگی زنان را [به عنوان حقی واجب] می‌پردازند؛ پس زنان شایسته و درست کار [با رعایت قوانین حق] فرمانبردار [و مطیع شوهر] ند [و] در برابر حقوقی که خدا [به نفع آنان برعهده شوهرانشان] نهاده است، در غیاب شوهر [حقوق و اسرار و اموال او را] حفظ می‌کنند. و زنانی که از سرکشی و نافرمانی آنان بیم دارید [در مرحله اول] پندشان دهید، و [در مرحله بعد] در خوابگاه‌ها از آنان دوری کنید، و [اگر اثر نبخشید] آنان را [به گونه‌ای که احساس آزار به دنبال نداشته باشد] تنبیه کنید؛ پس اگر از شما اطاعت کردند برای آزار دادن آنان هیچ راهی مجویید؛ یقینا خدا بلند مرتبه و بزرگ است.///مردان، کارگزاران و تدبیرکنندگان [زندگی] زنانند، به خاطر آنکه خدا مردان را [از جهت توان جسمی، تحمل مشکلات و قدرت روحی و فکری] بر زنان برتری داده، و به خاطر آنکه [مردان] از اموالشان هزینه زندگی زنان را [به عنوان حقی واجب] می‌پردازند؛ پس زنان شایسته و درست کار [با رعایت قوانین حق] فرمانبردار [و مطیع شوهر] ند [و] در برابر حقوقی که خدا [به نفع آنان برعهده شوهرانشان] نهاده است، در غیاب شوهر [حقوق و اسرار و اموال او را] حفظ می‌کنند. و زنانی که از سرکشی و نافرمانی آنان بیم دارید [در مرحله اول] پندشان دهید، و [در مرحله بعد] در خوابگاه‌ها از آنان دوری کنید، و [اگر اثر نبخشید] آنان را [به گونه‌ای که احساس آزار به دنبال نداشته باشد] تنبیه کنید؛ پس اگر از شما اطاعت کردند برای آزار دادن آنان هیچ راهی مجویید؛ یقینا خدا بلند مرتبه و بزرگ است.///مردان، از آن جهت که خدا بعضى را بر بعضى برترى داده است، و از آن جهت که از مال خود نفقه مى‌دهند، بر زنان تسلط دارند. پس زنان شایسته، فرمانبردارند و در غیبت شوى عفیفند و فرمان خداى را نگاه مى‌دارند. و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید، اندرز دهید و از خوابگاهشان دورى کنید و بزنیدشان. اگر فرمانبردارى کردند، از آن پس دیگر راه بیداد پیش مگیرید. و خدا بلندپایه و بزرگ است.///مردان سرپرست زنانند به سبب برترى‌هایى که خدا به برخى از آنان در برابر برخى دیگر داده است و به سبب آن که از اموالشان [براى آنها] خرج مى‌کنند. [در این رابطه‌] پس زنان صالح فرمانبردارند و در غیاب [همسر] اسرار او و حدود الهى را حفظ مى‌کنند. و [اما] آن دس///مردان، سرپرست زنانند، به دلیل آنکه خدا برخى از ایشان را بر برخى برترى داده و [نیز] به دلیل آنکه از اموالشان خرج مى‌کنند. پس، زنان درستکار، فرمانبردارند [و] به پاس آنچه خدا [براى آنان‌] حفظ کرده، اسرار [شوهران خود] را حفظ مى‌کنند. و زنانى را که از نافرمانى آنان بیم دارید [نخست‌] پندشان دهید و [بعد] در خوابگاه‌ها از ایشان دورى کنید و [اگر تاثیر نکرد] آنان را بزنید؛ پس اگر شما را اطاعت کردند [دیگر] بر آنها هیچ راهى [براى سرزنش‌] مجویید، که خدا والاى بزرگ است.///مردان، سرپرست امور زنان [و خانواده‌ی خویش] هستنند، به خاطر برتری‌هایى که خداوند [در اداره‌ی خانواده] براى بعضى نسبت به بعضى قرار داده است، و به خاطر آن که از اموالشان، نفقه [زنان و خانواده را] مى‌پردازند. پس زنان شایسته، مطیع و متواضع­اند و به پاس حقوقى که خدا [براى آنان قرار داده و] حفظ کرده، در غیاب [همسران خود،]، حافظ [ناموس و حقوق] آنان‌اند. و زنانى را که از سرکشى آنان بیم دارید، [نخست] پند و اندرزشان دهید و [اگر مؤثر نشد] در بستر از آنان دورى کنید و [اگر پند و قهر اثر نکرد، در محدوده‌ی دستور شرع] آنان را تنبیه کنید، پس اگر از شما اطاعت کردند، [براى ستم و آزار] بهانه‌اى بر آنان مجویید. همانا خداوند بلند مرتبه و بزرگ است.///مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانی است به واسطه آن برتری که خدا برای بعضی بر بعضی مقرر داشته و هم به واسطه آنکه مردان از مال خود نفقه دهند، پس زنان شایسته مطیع شوهران و در غیبت آنان حافظ (حقوق آنها) باشند از آن رو که خدا هم (حقوق زنان را) حفظ فرموده است. و زنانی که از نافرمانی آنان (در حقوق همسری) بیمناکید باید نخست آنان را موعظه کنید و (اگر مطیع نشدند) از خوابگاه آنان دوری گزینید و (اگر باز مطیع نشدند) آنان را به زدن تنبیه کنید، چنانچه اطاعت کردند دیگر راهی بر آنها مجویید، که همانا خدا بزرگوار و عظیم الشأن است.///مردان باید بر زنان مسلط باشند چرا که خداوند بعضی از انسانها را بر بعضی دیگر برتری بخشیده است، و نیز از آن روی که مردان از اموال خویش [برای زنان‌] خرج می‌کنند، زنان شایسته آنانند که مطیع و به حفظ الهی در نهان خویشتندار هستند، و زنانی که از نافرمانیشان نگرانید، باید نصیحتشان کنید و [سپس‌] در خوابگاهها از آنان دوری کنید [و سپس اگر لازم افتاد] آنان را ترک کنید آنگاه اگر از شما اطاعت کردند، دیگر بهانه جویی [و زیاده‌روی‌] نکنید، خداوند بلندمرتبه بزرگوار است‌///مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتریهایی که خداوند (از نظر نظام اجتماع) برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهایی که از اموالشان (در مورد زنان) می‌کنند. و زنان صالح، زنانی هستند که متواضعند، و در غیاب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقی که خدا برای آنان قرار داده، حفظ می‌کنند. و (اما) آن دسته از زنان را که از سرکشی و مخالفتشان بیم دارید، پند و اندرز دهید! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دوری نمایید! و (اگر هیچ راهی جز شدت عمل، برای وادار کردن آنها به انجام وظایفشان نبود،) آنها را تنبیه کنید! و اگر از شما پیروی کردند، راهی برای تعدی بر آنها نجویید! (بدانید) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است. (و قدرت او، بالاترین قدرتهاست.)///مردان ایستادگانند (سرپرستند) بر زنان بدانچه برتری داد خدا بعضی از ایشان را بر بعضی و بدانچه داده‌اند از اموال خویش پس زنان شایسته فرمانبردارانند (فروتنانند) خویشتن نگهدارندگانند در نهان بدانچه خدا نگهداشته است و آنان را که بیم سرکشی‌شان دارید اندرز دهید و دوری گزینید از ایشان در بسترها و بزنیدشان پس اگر فرمانبرداری کردند شما را نجوئید بر ایشان راهی همانا خداوند است برتر بزرگوار///مردان بسی پاسداران زنان (شان) اند، بدین سبب که خدا برخی از ایشان را بر برخی (دیگر) برتری داده و (نیز) به جهت آنکه مردان از اموالشان به زنانشان پرداختند. پس زنان شایسته، فرمانبردارند (و) به پاس آنچه خدا (برای آنان) حفظ کرده، در پنهان نگهبان (حقوق شوهرانشان) اند. و زنانی را که از سرپیچی آنان (در واجبات زناشوییشان) بیم دارید (نخست) پندشان دهید و (سپس) در خوابگاهتان از ایشان دوری گزینید و (اگر تأثیر نکرد) آنان را (از باب نهی از منکر) بزنید، پس اگر از (نهی) شما اطاعت کردند (دیگر) بر آنها هیچ راهی (برای سرزنش) مجویید، که خدا به‌راستی والا و بزرگ بوده است. quran_en_fa If ye fear a breach between them twain, appoint (two) arbiters, one from his family, and the other from hers; if they wish for peace, Allah will cause their reconciliation: For Allah hath full knowledge, and is acquainted with all things. و [شما ای حاکمان شرع و عقلا و بزرگان خانواده!] اگر از جدایی و ناسازگاری میان زن و شوهر بیم داشتید، پس داوری از خانواده مرد، و داوری از خانواده زن [برای رفع اختلاف] برانگیزید که اگر هر دو داور قصد اصلاح داشته باشند، خدا میان دو داور توافق و سازگاری ایجاد می‌کند [تا به صلاح زن و شوهر حکم کنند]؛ یقینا خدا [به نیات و اعمال شما] دانا و آگاه است.///و [شما ای حاکمان شرع و عقلا و بزرگان خانواده!] اگر از جدایی و ناسازگاری میان زن و شوهر بیم داشتید، پس داوری از خانواده مرد، و داوری از خانواده زن [برای رفع اختلاف] برانگیزید که اگر هر دو داور قصد اصلاح داشته باشند، خدا میان دو داور توافق و سازگاری ایجاد می‌کند [تا به صلاح زن و شوهر حکم کنند]؛ یقینا خدا [به نیات و اعمال شما] دانا و آگاه است.///اگر از اختلاف میان زن و شوى آگاه شدید، داورى از کسان مرد و داورى از کسان زن برگزینید. اگر آن دو را قصد اصلاح باشد خدا میانشان موافقت پدید مى‌آورد، که خدا دانا و آگاه است.///و اگر از ناسازگارى میان زن و مرد بیم دارید، داورى از کسان مرد و داورى از کسان زن تعیین کنید اگر آنها سر سازگارى داشته باشند خدا میانشان آشتى خواهد داد. بى‌شک خداوند دانا و آگاه است///و اگر از جدایى میان آن دو [: زن و شوهر] بیم دارید پس داورى از خانواده آن [شوهر] و داورى از خانواده آن [زن‌] تعیین کنید. اگر سر سازگارى دارند، خدا میان آن دو سازگارى خواهد داد. آرى! خدا داناى آگاه است.///و اگر از [ناسازگارى و] جدایى میان آن دو [همسر] بیم داشتید، داورى از خانواده‌ى شوهر، و داورى از خانواده‌ى زن برگزینید [تا به اختلاف آن دو رسیدگى کنند]. اگر بناى اصلاح داشته باشند، خداوند میان آن دو سازگارى خواهد داد، زیرا خداوند، [از نیات همه] باخبر و آگاه است.///و چنانچه بیم آن دارید که نزاع سخت بین آنها پدید آید، از طرف کسان مرد و کسان زن داوری برگزینید، که اگر مقصود اصلاح داشته باشند خدا میان ایشان موافقت و سازگاری برقرار کند، که خدا دانا و آگاه است.///و اگر از بالا گرفتن اختلاف بین آنان بیمناک بودید، داوری از خانواده مرد و داوری از خانواده زن تعیین کنید، که چون به اصلاح [ذات‌البین‌] کوشند، خداوند بین آنان الفت و آشتی برقرار خواهد ساخت، چرا که خداوند دانا و آگاه است‌///و اگر از جدایی و شکاف میان آن دو (همسر) بیم داشته باشید، یک داور از خانواده شوهر، و یک داور از خانواده زن انتخاب کنید (تا به کار آنان رسیدگی کنند). اگر این دو داور، تصمیم به اصلاح داشته باشند، خداوند به توافق آنها کمک می‌کند؛ زیرا خداوند، دانا و آگاه است (و از نیات همه، با خبر است).///و اگر بیم داشتید خلافی میان آنان (زن و شوهر) پس برانگیزید داوری از خاندان مرد و داوری از خاندان زن تا اگر ساز آوردنی خواهند بساز آورد خدا میان ایشان همانا خدا است دانای کارآگاه‌///و اگر (شما حاکمان شرع و مانندتان) از جدایی میان آن دو (همسر) بیم دارید، داوری از خانواده‌ی شوهر و داوری از خانواده‌ی زن برانگیزید؛ اگر سر سازگاری دارند، خدا میان آن دو سازش خواهد داد. خدا به‌راستی بسی دانا و آگاه بوده است. quran_en_fa Serve Allah, and join not any partners with Him; and do good- to parents, kinsfolk, orphans, those in need, neighbours who are near, neighbours who are strangers, the companion by your side, the wayfarer (ye meet), and what your right hands possess: For Allah loveth not the arrogant, the vainglorious;- و خدا را بپرستید، و چیزی را شریک او قرار ندهید، و به پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایه نزدیک و همسایه دور و همنشینان و همراهان و در راه ماندگان و بردگان نیکی کنید؛ یقینا خدا کسی را که متکبر و خودستاست، دوست ندارد.///و خدا را بپرستید، و چیزی را شریک او قرار ندهید، و به پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایه نزدیک و همسایه دور و همنشینان و همراهان و در راه ماندگان و بردگان نیکی کنید؛ یقینا خدا کسی را که متکبر و خودستاست، دوست ندارد.///خداى را بپرستید و هیچ چیز شریک او مسازید و با پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و همسایه خویشاوند و همسایه بیگانه و یار مصاحب و مسافر رهگذر و بندگان خود نیکى کنید. هرآینه خدا متکبران و فخرفروشان را دوست ندارد.///و خدا را بندگى کنید و چیزى را با او شریک نگردانید و به پدر و مادر احسان کنید، و به خویشان، یتیمان، درماندگان، همسایه نزدیک، همسایه دور، دوست همنشین [همکار و غیره‌]، در راه مانده و بردگان خود نیکى کنید. همانا خداوند کسى را که خودبین و فخر فروش باشد دو///و خدا را بپرستید، و چیزى را با او شریک مگردانید؛ و به پدر و مادر احسان کنید؛ و در باره خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایه خویش و همسایه بیگانه و همنشین و در راه‌مانده و بردگان خود [نیکى کنید]، که خدا کسى را که متکبر و فخرفروش است دوست نمى‌دارد:///و خدا را بپرستید و هیچ چیز را شریک او قرار ندهید و به پدر و مادر نیکى کنید، و به بستگان و یتیمان و بینوایان و همسایه‌ى نزدیک و همسایه‌ى دور و یار همنشین و در راه مانده و زیردستان و بردگانتان [نیز نیکى کنید.] بی‌گمان خداوند، هر که را متکبر و فخرفروش باشد، دوست نمى‌دارد.///و خدای یکتا را پرستید و هیچ چیزی را شریک وی نگیرید و نسبت به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و فقیران و همسایه دور و نزدیک و دوستان موافق و رهگذران و بندگان که زیردست تصرف شمایند نیکی کنید، که خدا مردم متکبر خودپسند را دوست ندارد.///و خداوند را بپرستید و چیزی را برای او شریک نیاورید و به پدر و مادر و به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و همسایه خویش و همسایه بیگانه و همنشین و در راه مانده و ملک یمین خود نیکی کنید، [و بدانید] که خداوند کسی را که متکبر فخرفروش باشد، دوست ندارد///و خدا را بپرستید! و هیچ‌چیز را همتای او قرار ندهید! و به پدر و مادر، نیکی کنید؛ همچنین به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان، و همسایه نزدیک، و همسایه دور، و دوست و همنشین، و واماندگان در سفر، و بردگانی که مالک آنها هستید؛ زیرا خداوند، کسی را که متکبر و فخر فروش است، (و از ادای حقوق دیگران سرباز می‌زند،) دوست نمی‌دارد.///و پرستش کنید خدا را و همتا قرار ندهید برای او چیزی و با پدر و مادر نکوئی کنید و با نزدیکان و یتیمان و بینوایان و همسایه خویشاوند و همسایه بیگانه و یار هم پهلو و راهگذر نیازمند و آنکو شما را است به ملک یمین همانا خدا دوست ندارد آن را که او است گردنفراز خودخواه (خودستای)///و خدا را بپرستید و چیزی را با او شریک مگردانید. و به پدر و مادرتان احسان کنید و (نیز) درباره‌ی خویشاوندان نزدیکتر و یتیمان و مستمندان و همسایه‌ی نزدیکتر و همسایه‌ی دور و همنشین نزدیک و در راه مانده و آنان که تحت سرپرستی شمایند (و عهده‌دار زندگیشان هستید احسان کنید). بی‌گمان خدا کسی را که متکبری فخر فروش بوده است دوست نمی‌دارد: quran_en_fa (Nor) those who are niggardly or enjoin niggardliness on others, or hide the bounties which Allah hath bestowed on them; for We have prepared, for those who resist Faith, a punishment that steeps them in contempt;- کسانی که [از انفاق اموالشان در راه خدا] بخل می‌ورزند، و مردم را به بخل فرمان می‌دهند، و آنچه را خدا از فضل خود به آنان داده پنهان می‌کنند، [کافرند] و ما برای کافران عذابی خوارکننده آماده کرده‌ایم.///کسانی که [از انفاق اموالشان در راه خدا] بخل می‌ورزند، و مردم را به بخل فرمان می‌دهند، و آنچه را خدا از فضل خود به آنان داده پنهان می‌کنند، [کافرند] و ما برای کافران عذابی خوارکننده آماده کرده‌ایم.///آنان که بخل مى‌ورزند و مردم را به بخل وا مى‌دارند و مالى را که خدا به آنها داده است پنهان مى‌کنند. و ما براى کافران عذابى خوارکننده مهیا ساخته‌ایم.///همان کسانى که بخل مى‌ورزند و مردم را به بخل وا مى‌دارند، و آنچه را خدا از فضل خویش بدانها ارزانى داشته پنهان مى‌دارند. و براى کافران عذابى خفت بار آماده کرده‌ایم///همان کسانى که بخل مى‌ورزند، و مردم را به بخل وامى‌دارند، و آنچه را خداوند از فضل خویش بدانها ارزانى داشته پوشیده مى‌دارند. و براى کافران عذابى خوارکننده آماده کرده‌ایم.///[همان] کسانى که خود بخل مى‌ورزند و مردم را نیز به بخل وامى‌دارند، و آنچه را که خداوند از فضل خویش به آنان بخشیده، پنهان مى‌دارند. [این عمل، در حقیقت از کفرشان سرچشمه گرفته] و ما براى کافران عذابى خوارکننده آماده کرده‌ایم.///همان گروه که بخل می‌ورزند و مردم را به بخل وادار می‌کنند و آنچه را که خدا از فضل خود به آنها بخشیده (از آیات و احکام آسمانی) کتمان می‌کنند. و ما برای کافران عذابی خوارکننده مهیا داشته‌ایم.///[همان‌] کسانی که بخل می‌ورزند و مردمان را به بخل وامی‌دارند و آنچه خداوند از فضل خویش به آنان بخشیده پنهان می‌دارند، و برای کافران عذابی خفت‌بار آماده ساخته‌ایم‌///آنها کسانی هستند که بخل می‌ورزند، و مردم را به بخل دعوت می‌کنند، و آنچه را که خداوند از فضل (و رحمت) خود به آنها داده، کتمان می‌نمایند. (این عمل، در حقیقت از کفرشان سرچشمه گرفته؛) و ما برای کافران، عذاب خوارکننده‌ای آماده کرده‌ایم.///آنان که بخل ورزند و مردم را به بخل‌ورزی فرمان دهند و پنهان کنند آنچه را خدا بدیشان داده است از فضل خویش و آماده کردیم برای کافران عذابی خوارکننده‌///(همان) کسانی که بخل می‌ورزند و مردمان را به بخل فرمان می‌دهند و آنچه را خدا از فضل خویش بدان‌ها ارزانی داشته پوشیده می‌دارند. و برای کافران عذابی خوارکننده آماده کرده‌ایم‌. quran_en_fa Not those who spend of their substance, to be seen of men, but have no faith in Allah and the Last Day: If any take the Evil One for their intimate, what a dreadful intimate he is! و آنان که اموالشان را از روی ریا و خودنمایی به مردم انفاق می‌کنند، و به خدا و روز قیامت ایمان ندارند [شیطان همدم آنان است]. و هر کس شیطان همدم او باشد بی تردید بد همدمی است.///و آنان که اموالشان را از روی ریا و خودنمایی به مردم انفاق می‌کنند، و به خدا و روز قیامت ایمان ندارند [شیطان همدم آنان است]. و هر کس شیطان همدم او باشد بی تردید بد همدمی است.///و نیز کسانى را که اموال خویش براى خودنمایى انفاق مى‌کنند و به خدا و روز قیامت ایمان نمى‌آورند. و هر که شیطان قرین او باشد، قرینى بد دارد.///و کسانى که اموال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مى‌کنند و به خدا و قیامت اعتقاد ندارند [همنشین شیطانند]. و کسى که شیطان همدم وى باشد بد همدمى است///و کسانى که اموالشان را براى نشان‌دادن به مردم انفاق مى‌کنند، و به خدا و روز بازپسین ایمان ندارند. و هر کس شیطان یار او باشد، چه بد همدمى است.///و کسانى که اموال خود را از روى ریا و براى نشان دادن به مردم انفاق مى‌کنند، و به خدا و روز قیامت ایمان ندارند، و کسى که شیطان همدم او باشد، چه بد همدمى است!///و هم آنان که اموال خود را به قصد ریا و خودنمایی به مردم می‌بخشند و به خدا و روز قیامت نمی‌گروند. و هر که را شیطان یار است بسیار بد یاری است.///و کسانی که اموالشان را برای نمایش در چشم مردمان، می‌بخشند و به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند، و کسی که شیطان همنشین او باشد، چه بد همنشینی دارد///و آنها کسانی هستند که اموال خود را برای نشان‌دادن به مردم انفاق می‌کنند، و ایمان به خدا و روز بازپسین ندارند؛ (چرا که شیطان، رفیق و همنشین آنهاست؛) و کسی که شیطان قرین او باشد، بد همنشین و قرینی است.///و آنان که دهند اموال خود را برای خودنمائی به مردم و ایمان نیارند به خدا و روز بازپسین و آن کس که شیطانش همنشین باشد چه زشت است همنشینی‌///و (نیز) کسانی (هم) که اموالشان را برای خودنمایی برابر دیدگان مردمان انفاق می‌کنند و به خدا ایمان نمی‌آورند و نه به روز بازپسین. و هر کس شیطان همدمش باشد، چه بد همدمی است. quran_en_fa And what burden Were it on them if they had faith in Allah and in the Last Day, and they spent out of what Allah hath given them for sustenance? For Allah hath full knowledge of them. و بر آنان چه زیانی بود اگر به خدا و روز قیامت ایمان می‌آوردند، و از آنچه خدا به آنان داده انفاق می‌کردند؟ و خدا همواره به آنان داناست.///و بر آنان چه زیانی بود اگر به خدا و روز قیامت ایمان می‌آوردند، و از آنچه خدا به آنان داده انفاق می‌کردند؟ و خدا همواره به آنان داناست.///چه زیان داردشان اگر به خدا و روز قیامت ایمان آورند و از آنچه خدا به آنها روزى داده است انفاق کنند؟ خدا به کارشان داناست.///و اگر به خدا و روز واپسین ایمان مى‌آوردند و از آنچه خدا روزیشان کرده انفاق مى‌کردند چه زیانى برایشان داشت؟ و خداوند به کارشان آگاه است///و اگر به خدا و روز بازپسین ایمان مى‌آوردند، و از آنچه خدا به آنان روزى داده، انفاق مى‌کردند، چه زیانى برایشان داشت؟ و خدا به [کار] آنان داناست.///و اگر به خدا و روز قیامت ایمان مى‌آوردند و از آنچه خدا، روزی‌شان کرده انفاق مى‌کردند، چه زیانى برایشان داشت؟ و خداوند از نیت آنان آگاه است.///چه زیانی به آنها می‌رسید اگر به خدا و روز قیامت ایمان آورده و از بهره‌ای که خدا به آنان داده چیزی انفاق می‌کردند؟! و خدا به (احوال و نیات) آنان دانا است.///و آنان را چه زیان داشت اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان می‌آوردند و از آنچه روزیشان داده بود، می‌بخشیدند؟ و خداوند به [احوال‌] آنان داناست‌///چه می‌شد اگر آنها به خدا و روز بازپسین ایمان می‌آوردند، و از آنچه خدا به آنان روزی داده، (در راه او) انفاق می‌کردند؟! و خداوند از (اعمال و نیات) آنها آگاه است.///و چه چیز بر ایشان بود اگر ایمان می‌آوردند به خدا و روز بازپسین و می‌بخشیدند از آنچه روزی داده است ایشان را خدا و خدا بدیشان است دانا///و اگر به خدا و روز بازپسین ایمان می‌آوردند و از آنچه خدا به آنان روزی داده، انفاق می‌کردند، چه (زیانی) بر ایشان داشت‌؟ و خدا به آنان بسی دانا بوده است. quran_en_fa Allah is never unjust in the least degree: If there is any good (done), He doubleth it, and giveth from His own presence a great reward. یقینا خدا به اندازه وزن ذره‌ای [به احدی] ستم نمی‌کند، و اگر [هم وزن آن ذره] کار نیکی باشد، آن را دو چندان می‌کند، و از نزد خود پاداشی بزرگ می‌دهد.///یقینا خدا به اندازه وزن ذره‌ای [به احدی] ستم نمی‌کند، و اگر [هم وزن آن ذره] کار نیکی باشد، آن را دو چندان می‌کند، و از نزد خود پاداشی بزرگ می‌دهد.///خدا ذره‌اى هم ستم نمى‌کند. اگر نیکیى باشد آن را دو برابر مى‌کند و از جانب خود مزدى کرامند مى‌دهد.///خدا به اندازه‌ى سنگینى ذره‌اى ستم نکند، و اگر کار نیکى باشد دو چندانش کند و از نزد خود پاداش بزرگى دهد///در حقیقت، خدا هم‌وزن ذره‌اى ستم نمى‌کند و اگر [آن ذره، کار] نیکى باشد دو چندانش مى‌کند، و از نزد خویش پاداشى بزرگ مى‌بخشد.///بی‌گمان خداوند به مقدار ذره‌اى هم ستم نمى‌کند، و اگر کار نیکى باشد، آن را دو چندان مى‌کند، و از جانب خویش نیز پاداشى بزرگ مى‌بخشد.///خداوند به مقدار ذره‌ای به کسی ستم نکند، و اگر عمل نیکی باشد زیاد گرداند و (به نیکان) جانب خود مزدی بزرگ عطا کند.///خداوند به اندازه ذره‌ای نیز ستم نمی‌کند، و اگر حسنه‌ای باشد [و از کسی سر بزند] به آن دو چندان پاداش می‌دهد و از پیشگاه خود [به بندگان‌] پاداش بیکران می‌بخشد///خداوند (حتی) به اندازه سنگینی ذره‌ای ستم نمی‌کند؛ و اگر کار نیکی باشد، آن را دو چندان می‌سازد؛ و از نزد خود، پاداش عظیمی (در برابر آن) می‌دهد.///همانا خدا ستم نکند به سنگینی ذره‌ای و اگر کردار خوبی باشد دو برابرش کند و بیارد از نزد خویش پاداشی بزرگ‌///خدا همواره، (حتی) هم‌وزن ذره‌ای (بر هیچ کس و ناکس) ستم نمی‌کند، و اگر (آن ذره، کار) نیکی باشد افزونش می‌کند و از نزد خویش پاداشی بزرگ (به نیکوکاران) می‌بخشد. quran_en_fa How then if We brought from each people a witness, and We brought thee as a witness against these people! پس چگونه است [حال مردم] هنگامی که از هر امتی گواهی [که پیامبر آنان است بر اعمالشان] بیاوریم، و تو را بر آنان گواه آوریم؟!///پس چگونه است [حال مردم] هنگامی که از هر امتی گواهی [که پیامبر آنان است بر اعمالشان] بیاوریم، و تو را بر آنان گواه آوریم؟!///چگونه خواهد بود آن روز که از هر امتى گواهى بیاوریم و تو را بر این امت به گواهى فرا خوانیم؟///پس چگونه است آن‌گاه که از هر امتى گواهى بیاوریم و تو را بر اینان گواه آوریم///پس چگونه است [حالشان‌] آنگاه که از هر امتى گواهى آوریم، و تو را بر آنان گواه آوریم؟///پس آن هنگام که از هر امتى، گواهى [بر اعمالشان] بیاوریم و تو را نیز بر آنان گواه گیریم، [حالشان] چگونه خواهد بود؟///پس چگونه است (حال آنان) آن‌گاه که از هر طایفه‌ای گواهی آریم و تو را بر این امت به گواهی خواهیم؟///و حال [آنان‌] چگونه باشد آنگاه که از هر امتی شاهدی به میان آوریم و تو را گواه بر اینان آوریم‌///حال آنها چگونه است آن روزی که از هر امتی، شاهد و گواهی (بر اعمالشان) می‌آوریم، و تو را نیز بر آنان گواه خواهیم آورد؟///پس چگونه است هنگامی که بیاریم از هر گروهی گواهی و بیاریم تو را بر اینان گواه‌///پس چگونه است (حالشان) آن هنگام (و هنگامه‌ای) که از هر امتی گواهی آوریم و تو را بر همه‌ی آنان [: امت‌ها وگواهانشان] گواه آوریم‌؟ quran_en_fa On that day those who reject Faith and disobey the messenger will wish that the earth Were made one with them: But never will they hide a single fact from Allah! در آن روز کسانی که کفر ورزیده‌اند و از رسول نافرمانی کرده‌اند، آرزو می‌کنند که‌ای کاش با زمین یکسان می‌شدند. و از خدا هیچ سخنی را [که در دنیا درباره قرآن و پیامبر به باطل و ناروا می‌گفتند] نمی‌توانند بپوشانند.///در آن روز کسانی که کفر ورزیده‌اند و از رسول نافرمانی کرده‌اند، آرزو می‌کنند که‌ای کاش با زمین یکسان می‌شدند. و از خدا هیچ سخنی را [که در دنیا درباره قرآن و پیامبر به باطل و ناروا می‌گفتند] نمی‌توانند بپوشانند.///در آن روز کافران و آنان که بر رسول عصیان ورزیده‌اند آرزو کنند که با خاک زمین یکسان مى‌بودند. و هیچ سخنى را از خدا پنهان نتوانند کرد.///آن روز کسانى که کافر شدند و پیامبر را نافرمانى کردند آرزو کنند که کاش با خاک یکسان مى‌شدند و هیچ سخنى را نمى‌توانند از خدا پوشیده دارند///آن روز، کسانى که کفر ورزیده‌اند، و از پیامبر [خدا] نافرمانى کرده‌اند، آرزو مى‌کنند که اى کاش با خاک یکسان مى‌شدند. و از خدا هیچ سخنى را پوشیده نمى‌توانند داشت.///در آن روز، کسانى که کفر ورزیدند و پیامبر را نافرمانى کردند، آرزو مى‌کنند که اى کاش [از خاک برانگیخته نشده و] با زمین یکسان بودند ولی [بدانند که با وجود گواهان] هیچ سخنى را نمى‌توانند از خدا پنهان کنند.///در آن روز آنان که به راه کفر رفته و نافرمانی رسول کردند آرزو کنند که‌ای کاش با خاک زمین یکسان بودند، و از خدا سخنی پنهان نتوانند کرد.///در چنین روز کسانی که کفرورزیده و از پیامبر سر پیچیده‌اند آرزو کنند کاش زمین [آنان را فرو برد و] بر آنان هموار گردد و سخنی را از خداوند پنهان نمی‌توانند داشت‌///در آن روز، آنها که کافر شدند و با پیامبر (ص) بمخالفت برخاستند، آرزو می‌کنند که‌ای کاش (خاک بودند، و) خاک آنها با زمینهای اطراف یکسان می‌شد (و بکلی محو و فراموش می‌شدند). در آن روز، (با آن همه گواهان،) سخنی را نمی‌توانند از خدا پنهان کنند.///در آن روز دوست دارند آنان که کفر ورزیدند و نافرمانی کردند پیمبر را کاش یکسان می‌شدند با زمین و نهان نمی‌دارند از خدا داستانی را///چنان روزی کسانی که کافر شدند و پیامبر (خدا) را نافرمانی کردند، آرزو می‌کنند که‌ای کاش با زمین یکسان می‌شدند؛ در حالی که از خدا هیچ پدیده‌ای را پوشیده نمی‌دارند. quran_en_fa O ye who believe! Approach not prayers with a mind befogged, until ye can understand all that ye say,- nor in a state of ceremonial impurity (Except when travelling on the road), until after washing your whole body. If ye are ill, or on a journey, or one of you cometh from offices of nature, or ye have been in contact with women, and ye find no water, then take for yourselves clean sand or earth, and rub therewith your faces and hands. For Allah doth blot out sins and forgive again and again. ای اهل ایمان! در حالی که مستید به نماز نزدیک نشوید تا زمانی که [مستی شما برطرف شود و از روی هوشیاری] بدانید [که در حال نماز] چه می‌گویید. و در حال جنابت هم به نماز نزدیک نشوید تا غسل کنید مگر در حال سفر [که آب نیابید، پس با تیمم نماز بخوانید]. و اگر بیمارید، یا در سفرید، یا یکی از شما از قضای حاجت [دستشویی] آمده، یا با زنان آمیزش کرده‌اید و آبی [برای وضو یا غسل] نیافتید، به خاکی پاک، تیمم کنید و بخشی از صورت و دست هایتان را [با آن] مسح نمایید؛ یقینا خدا همواره گذشت کننده و بسیار آمرزنده است.///ای اهل ایمان! در حالی که مستید به نماز نزدیک نشوید تا زمانی که [مستی شما برطرف شود و از روی هوشیاری] بدانید [که در حال نماز] چه می‌گویید. و در حال جنابت هم به نماز نزدیک نشوید تا غسل کنید مگر در حال سفر [که آب نیابید، پس با تیمم نماز بخوانید]. و اگر بیمارید، یا در سفرید، یا یکی از شما از قضای حاجت [دستشویی] آمده، یا با زنان آمیزش کرده‌اید و آبی [برای وضو یا غسل] نیافتید، به خاکی پاک، تیمم کنید و بخشی از صورت و دست هایتان را [با آن] مسح نمایید؛ یقینا خدا همواره گذشت کننده و بسیار آمرزنده است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، آنگاه که مست هستید گرد نماز مگردید تا بدانید که چه مى‌گویید. و نیز در حال جنابت، تا غسل کنید، مگر آنکه راهگذر باشید. و اگر بیمار یا در سفر بودید یا از مکان قضاى حاجت بازگشته‌اید یا با زنان جماع کرده‌اید و آب نیافتید با خاک پاک تیمم کنید و روى و دستهایتان را با آن خاک مسح کنید. هرآینه خدا عفو کننده و آمرزنده است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! در حال مستى به نماز نزدیک نشوید تا بدانید چه مى‌گویید، و نه در حال جنابت [به نماز و مسجد نزدیک نشوید] مگر راهگذر باشید، تا زمانى که غسل کنید. و اگر بیمار یا مسافر بودید یا کسى از شما از قضاى حاجت آمد و یا با زنان تماس داش///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، در حال مستى به نماز نزدیک نشوید تا زمانى که بدانید چه مى‌گویید؛ و [نیز] در حال جنابت [وارد نماز نشوید] -مگر اینکه راهگذر باشید- تا غسل کنید؛ و اگر بیمارید یا در سفرید یا یکى از شما از قضاى حاجت آمد یا با زنان آمیزش کرده‌اید و آب نیافته‌اید، پس بر خاکى پاک تیمم کنید، و صورت و دستهایتان را مسح نمایید، که خدا بخشنده و آمرزنده است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! در حال مستى به نماز نزدیک نشوید، تا بدانید چه مى‌گویید. و نیز در حال جنابت [به مسجد روی نیاورید]، مگر آن که رهگذر باشید [و بى‌توقف عبور کنید،] تا این که غسل کنید. و اگر بیمار [بودید و استعمال آب برای شما ضرر داشت] یا در سفر بودید، یا یکى از شما از [محل] قضاى حاجت بازآمد، یا با زنان آمیزش کردید و آب [براى وضو یا غسل] نیافتید، بر خاکی پاک تیمم کنید، [ابتدا دو کف دست را بر خاک بزنید،] آن‌گاه صورت و دست‌هایتان را مسح کنید، همانا خداوند، بخشنده و آمرزنده است.///ای اهل ایمان، هرگز در حال مستی به نماز نیایید تا بدانید چه می‌گویید (و چه می‌کنید) و نه در حال جنابت (به مساجد آیید) مگر آنکه رهگذر باشید تا وقتی که غسل کنید. و اگر بیمار بودید یا آنکه در سفر باشید یا قضاء حاجتی دست داده باشد یا با زنان مباشرت کرده‌اید و آب برای تطهیر و غسل نیافتید پس به خاک پاک تیمم کنید، آن‌گاه صورت و دستها را (بدان) مسح کنید، که خدا بخشنده و آمرزنده است.///ای مؤمنان در حال مستی به نماز نزدیک نشوید، تا زمانی که بدانید که چه می‌گویید، همچنین هنگامی که جنب هستید نیز به نماز [و مسجد] نزدیک نشوید، مگر آنکه راهگذر باشید تا زمانی که غسل کنید، و اگر بیمار یا مسافر باشید، یا یکی از شما از موضع قضای حاجت بازگشت، یا با زنان تماس [جنسی‌] گرفتید، آنگاه آب نیافتید [باید] بر خاکی پاک تیمم کنید و چهره‌ها و دستهایتان را به آن مسح کنید، که خداوند بخشاینده مهربان است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! در حال مستی به نماز نزدیک نشوید، تا بدانید چه می‌گویید! و همچنین هنگامی که جنب هستید -مگر اینکه مسافر باشید- تا غسل کنید. و اگر بیمارید، یا مسافر، و یا «قضای حاجت» کرده‌اید، و یا با زنان آمیزش جنسی داشته‌اید، و در این حال، آب (برای وضو یا غسل) نیافتید، با خاک پاکی تیمم کنید! (به این طریق که) صورتها و دستهایتان را با آن مسح نمایید. خداوند، بخشنده و آمرزنده است.///ای آنان که ایمان آوردید نزدیک نشوید به نماز حالی که مست هستید تا آنگاه که بدانید چه می‌گوئید و نه جنب مگر راهگذری تا آنگاه که غسل کنید و اگر بیمار باشید یا در سفری یا یکی از شما از آب ریز برون آید یا با زنان نزدیکی کنید و نیابید آبی پس آهنگ زمینی پاکیزه کنید و بمالید رویها و دستهای خود را همانا خدا است بخشنده آمرزگار///هان ای کسانی که ایمان آوردید! در حال مستی به نماز نزدیک مشوید تا زمانی که بدانید چه می‌گویید و (نیز) در حال جنابت (وارد نماز یا مسجد نشوید) - مگر اینکه رهگذر (مسجد) باشید - تا غسل کنید و اگر بیمار یا در سفرید یا یکی از شما از قضای حاجت آمد، یا با زنان آمیزش (جنسی) کرده‌اید، پس آبی نیافتید، بلندایی پاکیزه را جستجو کنید و بخشی از صورت‌ها و دست‌هایتان را (با آن) مسح نمایید. خدا بی‌گمان بخشنده و پوشنده بوده است. quran_en_fa Hast thou not turned Thy vision to those who were given a portion of the Book? they traffic in error, and wish that ye should lose the right path. آیا به کسانی که بهره‌ای اندک از علم کتاب [تورات و انجیل] به آنان داده شده ننگریستی [که با پنهان داشتن حقایق کتاب و تحریف آیاتش] گمراهی را می‌خرند، و [از روی حسادت و دشمنی] می‌خواهند شما هم از راه مستقیم گمراه شوید؟!///آیا به کسانی که بهره‌ای اندک از علم کتاب [تورات و انجیل] به آنان داده شده ننگریستی [که با پنهان داشتن حقایق کتاب و تحریف آیاتش] گمراهی را می‌خرند، و [از روی حسادت و دشمنی] می‌خواهند شما هم از راه مستقیم گمراه شوید؟!///آیا آن کسانى را که از کتاب بهره‌اى داده شده‌اند، ندیده‌اى که گمراهى مى‌خرند و مى‌خواهند که شما نیز گمراه شوید؟///آیا کسانى را که از کتاب بهره‌اى داده شده‌اند ندیدى که خریدار گمراهى‌اند و مى‌خواهند شما نیز راه گم کنید///آیا به کسانى که بهره‌اى از کتاب یافته‌اند ننگریستى؟ گمراهى را مى‌خرند و مى‌خواهند شما [نیز] گمراه شوید.///[اى پیامبر!] آیا آنان را که بهره‌اى از کتاب آسمانى به آنان داده شده بود، ملاحظه نکرده‌اى؟ گمراهى را براى خود مى‌خرند و مى‌خواهند شما [نیز] گمراه شوید.///آیا ندیدی و ننگریستی به (حال) آنان که اندک بهره‌ای از علم کتاب یافتند که خریدار ضلالت هستند و همی خواهند که شما (اهل ایمان) نیز گمراه شوید؟!///آیا احوال کسانی را که بهره‌ای از کتاب آسمانی دارند ندانسته‌ای که خریدار گمراهی‌اند و می‌خواهند که شما نیز از راه بیراه باشید///آیا ندیدی کسانی را که بهره‌ای از کتاب (خدا) به آنها داده شده بود، (به جای اینکه از آن، برای هدایت خود و دیگران استفاده کنند، برای خویش) گمراهی می‌خرند، و می‌خواهند شما نیز گمراه شوید؟///آیا ننگریستی بدانان که داده شدند بهره‌ای از کتاب را می‌خرند گمراهی را و خواهند که گم کنید راه را///آیا سوی کسانی که بهره‌ای از کتاب یافته‌اند ننگریستی‌؟ گمراهی را می‌خرند و می‌خواهند شما (نیز) گمراه شوید. quran_en_fa But Allah hath full knowledge of your enemies: Allah is enough for a protector, and Allah is enough for a Helper. و خدا به دشمنان شما داناتر است. و بس است که خدا سرپرست شما باشد، و کافی است که خدا یاور شما باشد.///و خدا به دشمنان شما داناتر است. و بس است که خدا سرپرست شما باشد، و کافی است که خدا یاور شما باشد.///خدا دشمنان شما را بهتر مى‌شناسد و دوستى او شما را کفایت خواهد کرد و یارى او شما را بسنده است.///و خدا به دشمنان شما آگاه‌تر است، و خدا براى سرپرستى کافى و براى یاورى بس است///و خدا به [حال‌] دشمنان شما داناتر است؛ کافى است که خدا سرپرست [شما] باشد، و کافى است که خدا یاور [شما] باشد.///و خداوند دشمنان شما را بهتر مى‌شناسد. و سرپرستی خدا برای شما کافى است و یاری او شما را بس است.///و خدا داناتر است به دشمنان شما، و همین بس که خدا دوستدار و یاور (شما) باشد.///و خداوند به دشمنان شما [از شما] آگاه‌تر است و خدا یار و یاور شما بس‌///خدا به دشمنان شما آگاهتر است؛ (ولی آنها زیانی به شما نمی‌رسانند.) و کافی است که خدا ولی شما باشد؛ و کافی است که خدا یاور شما باشد.///و خدا داناتر است به دشمنان شما و بس است خدا سرپرستی و بس است خدا یاوری‌///و خدا به (حال) دشمنانتان داناتر است. و کافی است که خدا سرپرست (شما) باشد و کافی است که خدا یاور (شما) باشد. quran_en_fa Of the Jews there are those who displace words from their (right) places, and say: "We hear and we disobey"; and "Hear what is not Heard"; and "Ra'ina"; with a twist of their tongues and a slander to Faith. If only they had said: "What hear and we obey"; and "Do hear"; and "Do look at us"; it would have been better for them, and more proper; but Allah hath cursed them for their Unbelief; and but few of them will believe. برخی از کسانی که یهودی اند، حقایق [کتاب آسمانی] را [با تفسیرهای نابجا و تحلیل‌های غلط و ناصواب] از جایگاه‌های اصلی و معانی حقیقی اش تغییر می‌دهند، و [به زبان ظاهر به پیامبر] می‌گویند: [دعوتت را] شنیدیم و [به باطن می‌گویند:] نافرمانی کردیم و [از روی توهین به پیامبر بر ضد او فریاد می‌زنند: سخنان ما را] بشنو که [ای کاش] ناشنوا شوی. و با پیچ و خم دادن زبان و آوازشان و به نیت عیب جویی از دین [به آهنگی، کلمه] راعنا [را که در عربی به معنای «ما را رعایت کن» است، تلفظ می‌کنند که برای شنونده، راعنا که مفهومی خارج از ادب دارد، تداعی می‌شود]. و اگر آنان [به جای این همه اهانت از روی صدق و حقیقت] می‌گفتند: شنیدیم و اطاعت کردیم و [سخنان ما را] بشنو و ما را مهلت ده [تا معارف اسلام را درک کنیم] قطعا برای آنان بهتر و درست‌تر بود، ولی خدا آنان را به سبب کفرشان لعنت کرده، پس جز عده اندکی ایمان نمی‌آورند.///برخی از کسانی که یهودی اند، حقایق [کتاب آسمانی] را [با تفسیرهای نابجا و تحلیل‌های غلط و ناصواب] از جایگاه‌های اصلی و معانی حقیقی اش تغییر می‌دهند، و [به زبان ظاهر به پیامبر] می‌گویند: [دعوتت را] شنیدیم و [به باطن می‌گویند:] نافرمانی کردیم و [از روی توهین به پیامبر بر ضد او فریاد می‌زنند: سخنان ما را] بشنو که [ای کاش] ناشنوا شوی. و با پیچ و خم دادن زبان و آوازشان و به نیت عیب جویی از دین [به آهنگی، کلمه] راعنا [را که در عربی به معنای «ما را رعایت کن» است، تلفظ می‌کنند که برای شنونده، راعنا که مفهومی خارج از ادب دارد، تداعی می‌شود]. و اگر آنان [به جای این همه اهانت از روی صدق و حقیقت] می‌گفتند: شنیدیم و اطاعت کردیم و [سخنان ما را] بشنو و ما را مهلت ده [تا معارف اسلام را درک کنیم] قطعا برای آنان بهتر و درست‌تر بود، ولی خدا آنان را به سبب کفرشان لعنت کرده، پس جز عده اندکی ایمان نمی‌آورند.///بعضى از جهودان کلمات خدا را به معنى دگرگون مى‌کنند و مى‌گویند: شنیدیم و عصیان مى‌ورزیم، و بشنو و کاش ناشنوا گردى و «راعنا». به لغت خویش زبان مى‌گردانند و به دین اسلام طعنه مى‌زنند. اگر مى‌گفتند که شنیدیم و اطاعت کردیم و «انظرنا»، برایشان بهتر و به صواب‌تر بود. خدا آنان را به سبب کفرشان لعنت کرده و جز اندکى ایمان نیاورند.///از یهود کسانى هستند که کلمات را از جاهاى خود تغییر مى‌دهند و از راه زبان بازى و براى طعنه زدن به دین مى‌گویند: شنیدیم و نافرمانى کردیم، و بشنو که هرگز نشنوى، و [با تمسخر مى‌گویند:] راعنا، حال آن که اگر مى‌گفتند: شنیدیم و فرمان بردیم و سخن ما بشنو و ب///برخى از آنان که یهودى‌اند، کلمات را از جاهاى خود برمى‌گردانند، و با پیچانیدن زبان خود و به قصد طعنه زدن در دین [اسلام، با درآمیختن عبرى به عربى‌] مى‌گویند: «شنیدیم و نافرمانى کردیم؛ و بشنو [که کاش‌] ناشنوا گردى.» و [نیز از روى استهزا مى‌گویند:] «راعنا» [که در عربى یعنى: به ما التفات کن، ولى در عبرى یعنى: خبیث ما،] و اگر آنان مى‌گفتند: «شنیدیم و فرمان بردیم، و بشنو و به ما بنگر»، قطعا براى آنان بهتر و درست‌تر بود، ولى خدا آنان را به علت کفرشان لعنت کرد، در نتیجه جز [گروهى‌] اندک ایمان نمى‌آورند.///بعضى از یهودیان، کلمات را از جایگاهش تغییر می‌دهند و با پیچاندن زبانشان و از سر طعنه بر دین، [به پیامبر] مى‌گویند: «[ما سخنان تو را] شنیدیم و نافرمانى کردیم. تو نیز [سخن ما را] بشنو که [ای کاش] ناشنوا گردى.» و «راعنا!» [که در زبان عبری نوعی اهانت است.] و اگر مى‌گفتند: «[ما سخنان تو را] شنیدیم و اطاعت کردیم، تو نیز [سخن ما را] بشنو و ما را بنگر.» برایشان بهتر بود و با منطق سازگارتر؛ ولى خداوند آنان را به خاطر کفر و سرسختى‌شان لعنت کرد و جز عده‌ای اندک ایمان نمى‌آورند.///گروهی از یهود کلمات (خدا) را از جای خود تغییر داده و گویند: (فرمان خدا را) شنیدیم و (از آن) سرپیچیم و (به جسارت گویند) بشنو که (کاش) ناشنوا باشی؛ و گویند ما را رعایت کن. و گفتار ایشان زبان‌بازی و طعنه و تمسخر به دین است. و اگر (به احترام) می‌گفتند که ما (فرمان حق را) شنیدیم و (تو را) اطاعت کنیم و تو نیز (سخن ما) بشنو و به حال ما بنگر، هر آینه آنان را نیکوتر بود و به صواب نزدیکتر، لیکن چون کافر شدند خدا آنها را لعنت کرد، و به جز اندکی ایمان نخواهند آورد.///از یهودیان کسانی هستند که کلمات را جا به جا می‌کنند و از راه زبان بازی و برای طعنه‌زدن به دین [اسلام‌] [به زبان‌] می‌گویند شنیدیم و [در دل می‌گویند] نپذیرفتیم و بشنو سخن ما و نشنیده بگیر و «راعنا» [را به شیوه نادرستی‌] می‌گویند، حال آنکه اگر می‌گفتند شنیدیم و اطاعت کردیم و سخن ما را بشنو و در کار ما بنگر، برای آنان بهتر و استوارتر بود، ولی خداوند آنان را به سبب کفرشان دچار لعنت خویش ساخته و جز اندکی ایمان نمی‌آورند///بعضی از یهود، سخنان را از جای خود، تحریف می‌کنند؛ و (به جای اینکه بگویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم»)، می‌گویند: «شنیدیم و مخالفت کردیم! و (نیز می‌گویند:) بشنو! که هرگز نشنوی! و (از روی تمسخر می‌گویند:) راعنا [= ما را تحمیق کن!]» تا با زبان خود، حقایق را بگردانند و در آیین خدا، طعنه زنند. ولی اگر آنها (به جای این همه لجاجت) می‌گفتند: «شنیدیم و اطاعت کردیم؛ و سخنان ما را بشنو و به ما مهلت ده (تا حقایق را درک کنیم)»، برای آنان بهتر، و با واقعیت سازگارتر بود. ولی خداوند، آنها را بخاطر کفرشان، از رحمت خود دور ساخته است؛ از این رو جز عده کمی ایمان نمی‌آورند.///از آنان که جهودند گروهی برمی گردانند سخنان را از جایهایش و گویند شنیدیم و نافرمانی کردیم و بشنوان ناشنوائی را و رعایت کن ما را به گردانیدن زبانهای خویش و ستیزگی در دین و اگر آنان می‌گفتند شنیدیم و فرمان بردیم و بشنوان و مهلت ده ما را هرآینه بهتر بود ایشان را و درست‌تر لیکن دورشان کرد خدا به کفرشان پس ایمان نیارند جز اندکی‌///برخی از آنان که یهودی شدند، کلمات (وحی) را از جاهای خود بر می‌گردانند، و با گرداندن زبان‌هاشان و به قصد طعنه زدن در دین (اسلام، با در آمیختن عبری به عربی، به جای اینکه بگویند شنیدیم و اطاعت کردیم) می‌گویند: «شنیدیم و نافرمانی کردیم و (از ما) بشنو بدون شنواییمان.» و (نیز از روی استهزا می‌گویند:) «راعنا.» و اگر آنان می‌گفتند: «شنیدیم و فرمان بردیم و بشنو و به ما بنگر.» بی‌گمان برای آنان بهتر و پایدارتر بود، ولی خدا آنان را به علت کفرشان لعنت کرد و در نتیجه جز اندکی ایمان نمی‌آورند. quran_en_fa O ye People of the Book! believe in what We have (now) revealed, confirming what was (already) with you, before We change the face and fame of some (of you) beyond all recognition, and turn them hindwards, or curse them as We cursed the Sabbath-breakers, for the decision of Allah Must be carried out. ای کسانی که به شما کتاب آسمانی داده شده! به آنچه [بر پیامبر اسلام] نازل کردیم که تصدیق کننده تورات و انجیلی است که با شماست ایمان آورید، پیش از آنکه چهره هایی را [از شکل و شخصیت انسانی] محو کنیم، و [به کیفر تکبر در برابر پیامبر اسلام و قرآن] به کفر و گمراهی بازگردانیم، یا چنان که اصحاب سبت را لعنت کردیم، لعنت کنیم؛ و فرمان خدا همواره شدنی است.///ای کسانی که به شما کتاب آسمانی داده شده! به آنچه [بر پیامبر اسلام] نازل کردیم که تصدیق کننده تورات و انجیلی است که با شماست ایمان آورید، پیش از آنکه چهره هایی را [از شکل و شخصیت انسانی] محو کنیم، و [به کیفر تکبر در برابر پیامبر اسلام و قرآن] به کفر و گمراهی بازگردانیم، یا چنان که اصحاب سبت را لعنت کردیم، لعنت کنیم؛ و فرمان خدا همواره شدنی است.///اى کسانى که شما را کتاب داده شده، به کتابى که نازل کرده‌ایم و کتاب شما را نیز تصدیق مى‌کند ایمان بیاورید؛ پیش از آنکه نقش چهره‌هایى را محو کنیم و رویها را به قفا برگردانیم. یا همچنان که اصحاب سبت را لعنت کردیم شما را هم لعنت کنیم. و فرمان خدا شدنى است.///اى کسانى که کتاب داده شده‌اید! به آنچه نازل کردیم که تصدیق کننده‌ى چیزى است که با شماست، ایمان بیاورید، پیش از آن که چهره‌هایى را محو کنیم و به پشت سرشان بگردانیم یا لعنتشان کنیم چنان که اهل شنبه را لعنت کردیم، و امر خدا انجام پذیر است///اى کسانى که به شما کتاب داده شده است، به آنچه فرو فرستادیم و تصدیق‌کننده همان چیزى است که با شماست ایمان بیاورید، پیش از آنکه چهره‌هایى را محو کنیم و در نتیجه آنها را به قهقرا بازگردانیم؛ یا همچنانکه «اصحاب سبت» را لعنت کردیم؛ آنان را [نیز] لعنت کنیم، و فرمان خدا همواره تحقق یافته است.///اى کسانى که به شما کتاب داده شده! به آنچه نازل کردیم که هماهنگ با نشانه‌هایى است که [در تورات و انجیل] نزد شماست، ایمان بیاورید، پیش از آن که چهره [انسان] هایى را محو کنیم، و به پشت برگردانیم، یا آنها را از رحمت خود دور سازیم، آن­گونه که [یهودیان متخلف] اهل روز شنبه را لعنت کردیم. و فرمان خداوند، انجام­یافتنی است.///ای کسانی که به شما کتاب آسمانی داده شد، به قرآنی که فرستادیم که مصدق تورات و انجیل شماست ایمان آورید پیش از آنکه بر چهره‌هایی (از اثر ضلالت) خط خذلان کشیم و آنها را واژگون کنیم یا مانند اصحاب سبت بر آنها لعنت و عذاب فرستیم، و (بترسید که) قضای خدا واقع‌شدنی است.///ای اهل کتاب، پیش از آنکه چهره‌هایی را مسخ و محو کنیم و آنها را واپس‌گردانیم، یا ایشان را همانند اصحاب سبت [حرمت شکنان شنبه‌] دچار لعنت کنیم، به آنچه فرو فرستاده‌ایم و همخوان کتاب شماست، ایمان آورید [و بدانید] که امر الهی انجام پذیر است‌///ای کسانی که کتاب (خدا) به شما داده شده! به آنچه (بر پیامبر خود) نازل کردیم -و هماهنگ با نشانه‌هایی است که با شماست- ایمان بیاورید، پیش از آنکه صورتهایی را محو کنیم، سپس به پشت سر بازگردانیم، یا آنها را از رحمت خود دور سازیم، همان گونه که «اصحاب سبت» [= گروهی از تبهکاران بنی اسرائیل‌] را دور ساختیم؛ و فرمان خدا، در هر حال انجام شدنی است!///ای آنان که داده شدید کتاب را ایمان آرید بدانچه فرستادیم تصدیق‌کننده آنچه با شما پیش از آنکه واژگون کنیم رویهائی را پس بازگردانیمشان به سوی پشت یا دور سازیم آنان را چنان که دور ساختیم یاران شنبه را و بوده است کار خدا شدنی‌///هان ای کسانی که کتاب داده شدید! به آنچه فرو فرستادیم - حال آنکه تصدیق‌کننده‌ی همان چیزی است که با شماست - ایمان بیاورید، پیش از آنکه چهره‌هایی را محو کنیم و در نتیجه آنها را به قهقرا بازگردانیم، یا همچنان که اصحاب سبت [: شنبه] را لعنت کردیم، آنان را (نیز) لعنت کنیم. و فرمان خدا همواره تحقق یافته بوده است. quran_en_fa Allah forgiveth not that partners should be set up with Him; but He forgiveth anything else, to whom He pleaseth; to set up partners with Allah is to devise a sin Most heinous indeed. مسلما خدا اینکه به او شرک ورزیده شود نمی‌آمرزد، و غیر آن را برای هر کس که بخواهد می‌آمرزد. و هر که به خدا شرک بیاورد، مسلما گناه بزرگی را مرتکب شده است.///مسلما خدا اینکه به او شرک ورزیده شود نمی‌آمرزد، و غیر آن را برای هر کس که بخواهد می‌آمرزد. و هر که به خدا شرک بیاورد، مسلما گناه بزرگی را مرتکب شده است.///هرآینه خدا گناه کسانى را که به او شرک آورند نمى‌آمرزد؛ و گناهان دیگر را براى هر که بخواهد مى‌آمرزد. و هر که به خدا شرک آورد، دروغى ساخته و گناهى بزرگ مرتکب شده است.///مسلما خداوند این را که براى او شریک قائل شوند نمى‌بخشد و آنچه را که فروتر از آن باشد براى هر که بخواهد مى‌بخشد، و هر که براى خدا شریک بگیرد، بدون شک گناهى بزرگ ساخته است///مسلما خدا، این را که به او شرک ورزیده شود نمى‌بخشاید و غیر از آن را براى هر که بخواهد مى‌بخشاید، و هر کس به خدا شرک ورزد، به یقین گناهى بزرگ بربافته است.///بی‌گمان خداوند این را که به او شرک ورزند، نمى‌بخشد، و کمتر از آن را براى هر که بخواهد مى‌بخشد. و هر کس براى خدا، همتایى قرار دهد، گناهى بزرگ مرتکب شده است.///محققا خدا گناه شرک را نخواهد بخشید و سوای شرک را برای هر که خواهد می‌بخشد، و هر کس که شرک به خدا آورد به دروغی که بافته گناهی بزرگ مرتکب شده است.///[بدانید که‌] خداوند این را که برایش شریک قائل شوند، نمی‌بخشد، و هر گناهی را که فروتر از آن است، برای کسی که بخواهد می‌بخشد، و هرکس که به خدا شرک‌ورزد، در حقیقت گناه عظیمی را به گردن گرفته است‌///خداوند (هرگز) شرک را نمی‌بخشد! و پایین‌تر از آن را برای هر کس (بخواهد و شایسته بداند) می‌بخشد. و آن کسی که برای خدا، شریکی قرار دهد، گناه بزرگی مرتکب شده است.///همانا خدا نمی‌آمرزد که شرک بدو ورزیده شود و می‌آمرزد هر چه کمتر از آن باشد برای هر کس که خواهد و هر که شرک ورزد به خدا همانا دروغ بسته است گناهی بزرگ را///خدا، این (انحراف) را - که به او شرک ورزیده شود - هرگز نمی‌پوشاند و غیر از آن را برای هر که بخواهد می‌پوشاند و هر کس به خدا شرک ورزد، همواره گناهی با پی‌آمدی بزرگ (نسبت به خدا) بر بافته است. quran_en_fa Hast thou not turned Thy vision to those who claim sanctity for themselves? Nay-but Allah Doth sanctify whom He pleaseth. But never will they fail to receive justice in the least little thing. آیا به کسانی که خود را به پاکی می‌ستایند، ننگریستی؟ [این خودستایی هیچ ارزشی و اعتباری ندارد] بلکه خداست که هر که را بخواهد [بر اساس ملاک‌های تعیین شده از سوی خود] می‌ستاید، و [گروهی که به ناحق، خود را می‌ستایند در کیفر و مجازات] به اندازه رشته میان هسته خرما مورد ستم قرار نمی‌گیرند.///آیا به کسانی که خود را به پاکی می‌ستایند، ننگریستی؟ [این خودستایی هیچ ارزشی و اعتباری ندارد] بلکه خداست که هر که را بخواهد [بر اساس ملاک‌های تعیین شده از سوی خود] می‌ستاید، و [گروهی که به ناحق، خود را می‌ستایند در کیفر و مجازات] به اندازه رشته میان هسته خرما مورد ستم قرار نمی‌گیرند.///آیا آنان را ندیده‌اى که خویشتن را پاک و بى‌عیب جلوه مى‌دهند؟ آرى خداست که هر که را که خواهد از عیب پاک گرداند. و به هیچ کس حتى به قدر رشته‌اى که در شکاف هسته خرماست ستم نشود.///آیا نمى‌بینى کسانى را که خود را به پاکى مى‌ستایند؟ در صورتى که خداست که هر کس را بخواهد به پاکى مى‌ستاید و ذره‌اى به آنها ستم نمى‌رود///آیا به کسانى که خویشتن را پاک مى‌شمارند ننگریسته‌اى؟ [چنین نیست،] بلکه خداست که هر که را بخواهد پاک مى‌گرداند، و به قدر نخ روى هسته خرمایى ستم نمى‌بینند.///آیا ندیدى کسانى را که خود را به پاکی می‌ستایند؟ با این که خداوند هر که را بخواهد، مى‌ستاید و [در این امر،] کمترین ستمی بر آنان نخواهد شد.///نمی‌بینی آنان را که دعوی پاکدلی کنند؟ خداست که هر که را خواهد از رذائل پاک و منزه دارد، و به قدر فتیلی (رشته خرما) به کسی ستم نشود.///آیا احوال کسانی را که خود را نیک و پاک می‌شمارند ندانسته‌ای؟ چنین نیست، بلکه خداوند هرکس را که بخواهد نیک و پاک می‌دارد، و به اندازه ذره ناچیزی نیز بر آنان ستم نمی‌رود///آیا ندیدی کسانی را که خودستایی می‌کنند؟! (این خود ستاییها، بی‌ارزش است؛) بلکه خدا هر کس را بخواهد، ستایش می‌کند؛ و کمترین ستمی به آنها نخواهد شد.///آیا ندیدی آنان را که خویشتن را ستایند (پاک شمرند) بلکه خدا ستوده دارد (پاک کند) هر که را خواهد و ستم نشوند به اندازه رشته‌ای که میان هسته خرما است‌///آیا سوی کسانی که خویشتن را پاک می‌شمارند ننگریسته‌ای‌؟ (چنین نیست،) بلکه خداست که هر که را بخواهد پاک می‌گرداند و به قدر نخک روی هسته‌ی خرمایی هم (به کس و ناکس) ستم نمی‌بینند. quran_en_fa Behold! how they invent a lie against Allah! but that by itself is a manifest sin! با تأمل بنگر چگونه [قوم یهود با ادعای پاکی خویش در پیشگاه حق] بر خدا دروغ می‌بندند، و همین گناه آشکار [برای خواری و عذاب آنان] کافی است.///با تأمل بنگر چگونه [قوم یهود با ادعای پاکی خویش در پیشگاه حق] بر خدا دروغ می‌بندند، و همین گناه آشکار [برای خواری و عذاب آنان] کافی است.///بنگر که چگونه به خدا دروغ مى‌بندند و همین دروغ گناهى آشکار را بسنده است.///بنگر چگونه بر خدا دروغ مى‌بندند، و همین به تنهایى گناهى آشکار است///ببین چگونه بر خدا دروغ مى‌بندند. و بس است که این، یک گناه آشکار باشد.///بنگر که چگونه بر خدا دروغ مى‌بندند! و همین گناه آشکار براى [مجازات] آنان بس است.///بنگر چگونه بر خدا دروغ می‌بافند! و همین (افترا) بس گناهی آشکار است.///بنگر که چگونه بر خداوند دروغ می‌بندد و همین گناه به این آشکاری بس‌///ببین چگونه بر خدا دروغ می‌بندند! و همین گناه آشکار، (برای مجازات آنان) کافی است.///بنگر چگونه بر خدا دروغ می‌بندند و بس است آن گناهی آشکار///بنگر چگونه بر خدا دروغ می‌بندند و این (خود) بس است که گناهی بدعاقبت (و) آشکارگر است. quran_en_fa Hast thou not turned Thy vision to those who were given a portion of the Book? they believe in sorcery and Evil, and say to the Unbelievers that they are better guided in the (right) way Than the believers! آیا به کسانی که بهره‌ای اندک از [دانش] کتاب [تورات و انجیل] به آنان داده شده ننگریستی که به هر معبودی غیر خدا، و هر طغیان‌گری ایمان می‌آورند؟! و درباره کسانی که کافر شده‌اند، می‌گویند: آنان از کسانی که ایمان [به قرآن و پیامبر] آورده‌اند، راه یافته ترند.///آیا به کسانی که بهره‌ای اندک از [دانش] کتاب [تورات و انجیل] به آنان داده شده ننگریستی که به هر معبودی غیر خدا، و هر طغیان‌گری ایمان می‌آورند؟! و درباره کسانی که کافر شده‌اند، می‌گویند: آنان از کسانی که ایمان [به قرآن و پیامبر] آورده‌اند، راه یافته ترند.///آیا کسانى را که نصیبى از کتاب داده شده‌اند ندیده‌اى که به جبت و طاغوت ایمان مى‌آورند و در باره کافران مى‌گویند که راه اینان از راه مؤمنان به هدایت نزدیک‌تر است؟///آیا کسانى را که از کتاب بهره‌اى یافته‌اند ندیدى که به هر بتى و طغیانگرى مى‌گروند و در باره‌ى کافران مى‌گویند: اینان از مؤمنان رهیافته‌ترند///آیا کسانى را که از کتاب [آسمانى‌] نصیبى یافته‌اند ندیده‌اى؟ که به «جبت» و «طاغوت» ایمان دارند، و در باره کسانى که کفر ورزیده‌اند مى‌گویند: «اینان از کسانى که ایمان آورده‌اند راه‌یافته‌ترند.»///آیا ندیدى کسانى که بهره‌اى از کتاب [تورات] دارند، [برای اتحاد با مشرکان مکه، در برابر بت‌های آنان] به [نام‌های] «جبت» و «طاغوت» [تعظیم کنند و به آنها] ایمان مى‌آورند، و درباره‌ی آن کافران مى‌گویند: «اینان از کسانى که [به محمد] ایمان آورده‌اند، راه‌یافته‌ترند.»///ندیدی آنان که بهره‌ای از کتاب آسمانی داشتند (یعنی جهودان) چگونه به (بتان) جبت و طاغوت می‌گروند و درباره کافران مشرک می‌گویند که راه آنان به صواب نزدیکتر از طریقه اهل ایمان است؟!///آیا احوال کسانی را که بهره‌ای از کتاب آسمانی دارند، ندانسته‌ای که به «جبت» و «طاغوت» ایمان می‌ورزند و درباره کافران می‌گویند که اینان از مؤمنان راه یافته‌ترند///آیا ندیدی کسانی را که بهره‌ای از کتاب (خدا) به آنان داده شده، (با این حال)، به «جبت» و «طاغوت» [= بت و بت‌پرستان‌] ایمان می‌آورند، و درباره کافران می‌گویند: «آنها، از کسانی که ایمان آورده‌اند، هدایت یافته‌ترند»؟!///آیا نبینی آنان را که داده شدند بهره‌ای را از کتاب ایمان آرند به جبت و طاغوت و گویند بدانان که کفر ورزیدند که اینان رهبرنده‌ترند از آنان که ایمان آوردند راه را///آیا سوی کسانی که از کتاب (آسمانی) نصیبی یافته‌اند ننگریسته‌ای‌؟ که به (دو بت) «جبت‌» و «طاغوت‌» ایمان می‌آورند و درباره‌ی کسانی که کفر ورزیده‌اند می‌گویند: «اینان از کسانی که ایمان آورده‌اند راه‌یافته‌ترند.» quran_en_fa They are (men) whom Allah hath cursed: And those whom Allah Hath cursed, thou wilt find, have no one to help. اینانند که خدا لعنتشان کرده و هر که را خدا لعنت کند، هرگز برای او یاوری نخواهی یافت.///اینانند که خدا لعنتشان کرده و هر که را خدا لعنت کند، هرگز برای او یاوری نخواهی یافت.///اینان آن کسانند که خدا لعنتشان کرده است؛ و هر کس را که خدا لعنت کند براى او هیچ یاورى نیابى.///آنها هستند که خدا لعنتشان کرده و هر که را خدا لعنت کند هرگز براى او یاورى نخواهى یافت///اینانند که خدا لعنتشان کرده، و هر که را خدا لعنت کند هرگز براى او یاورى نخواهى یافت.///آنانند کسانى که خداوند لعنتشان کرده است و هر که را خدا از رحمت خود دور سازد، هرگز براى او یاورى نخواهى یافت.///این گروهند که خدا آنان را لعنت کرد، و هر که را خدا لعن کند دیگر مددکار و یاوری برای او نتوانی یافت.///اینان کسانی هستند که خداوند لعنتشان کرده است و کسی که خدا لعنتش کرده باشد، یاوری برایش نخواهی یافت‌///آنها کسانی هستند که خداوند، ایشان را از رحمت خود، دور ساخته است؛ و هر کس را خدا از رحمتش دور سازد، یاوری برای او نخواهی یافت.///آنانند که دور کردشان خدا و کسی که دور سازدش خدا نیابی برای او یاوری را///اینانند که خدا لعنتشان کرده و هر که را خدا لعنت کند، هرگز برای او یاوری نخواهی یافت. quran_en_fa Have they a share in dominion or power? Behold, they give not a farthing to their fellow-men? آیا آنان را بهره‌ای از حکومت است [که بخواهند چیزی به مردم دهند و کارساز دنیا و آخرتشان باشند، اگر هم بهره‌ای باشد] در این صورت به اندازه گودی پشت هسته خرما به مردم نمی‌پردازند.///آیا آنان را بهره‌ای از حکومت است [که بخواهند چیزی به مردم دهند و کارساز دنیا و آخرتشان باشند، اگر هم بهره‌ای باشد] در این صورت به اندازه گودی پشت هسته خرما به مردم نمی‌پردازند.///یا از پادشاهى نصیبى برده‌اند؟ که در این صورت به قدر آن گودى که بر پشت هسته خرماست به مردم سودى نمى‌رسانند.///یا براى آنها بهره‌اى از حکومت است؟ که در این صورت به مردم سر سوزنى نمى‌دادند///آیا آنان نصیبى از حکومت دارند؟ [اگر هم داشتند،] به قدر نقطه پشت هسته خرمایى [چیزى‌] به مردم نمى‌دادند.///آیا [یهودیانی که علیه مسلمانان توطئه می‌کنند، می‌پندارند که] آنان سهمى در حکومت دارند؟! در حالى که اگر چنین بود، کمترین حقى را به مردم نمى‌دادند.///مگر آنان که از احسان به خلق به هسته خرمایی بخل می‌ورزند بهره‌ای از ملک خدا خواهند یافت؟///یا مگر آنان را بهره‌ای از فرمانروایی است که باز هم به اندازه ذره ناچیزی به مردم نمی‌بخشند///آیا آنها [= یهود] سهمی در حکومت دارند (که بخواهند چنین داوری کنند)؟ در حالی که اگر چنین بود، (همه چیز را در انحصار خود می‌گرفتند،) و کمترین حق را به مردم نمی‌دادند.///یا ایشان را است بهره‌ای از فرمانروائی که در آن هنگام ندهند به مردم پشیزی را///یا اینان را نصیبی از حکومت (ربانی‌) است‌؟ پس در این هنگام به قدر نقطه‌ی پشت هسته‌ی خرمایی (هم از آن) به مردمان نمی‌دهند. quran_en_fa Or do they envy mankind for what Allah hath given them of his bounty? but We had already given the people of Abraham the Book and Wisdom, and conferred upon them a great kingdom. بلکه آنان به مردم [که در حقیقت پیامبر و اهل بیت اویند] به خاطر آنچه خدا از فضلش به آنان عطا کرده، حسد می‌ورزند. تحقیقا ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم، و به آنان فرمانروایی بزرگی بخشیدیم.///بلکه آنان به مردم [که در حقیقت پیامبر و اهل بیت اویند] به خاطر آنچه خدا از فضلش به آنان عطا کرده، حسد می‌ورزند. تحقیقا ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم، و به آنان فرمانروایی بزرگی بخشیدیم.///یا بر مردم به خاطر نعمتى که خدا از فضل خویش به آنان ارزانى داشته حسد مى‌برند؟ در حالى که ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و فرمانروایى بزرگ ارزانى داشتیم.///یا این که بر مردم نسبت به آنچه خدا از کرم خویش به ایشان داده رشک مى‌برند؟ همانا که ما خاندان ابراهیم را کتاب و حکمت دادیم و بدیشان فرمانروایى بزرگى بخشیدیم///بلکه به مردم، براى آنچه خدا از فضل خویش به آنان عطا کرده رشک مى‌ورزند؛ در حقیقت، ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم، و به آنان ملکى بزرگ بخشیدیم.///یا این که نسبت به [پیامبر و اهل بیتش و مؤمنان از] مردم، به خاطر آنچه خدا از فضل خویش به آنان داده است، حسد مى‌ورزند. در حالی که [ما پیش از این نیز] به [پیامبرانی چون موسی و عیسی از] خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و [برخی چون یوسف و سلیمان را] فرمانروایی بزرگى عطا کردیم.///بلکه حسد می‌ورزند با مردم (یعنی پیامبر و مسلمین) چون آنها را خدا به فضل خود برخوردار نمود. که البته ما به آل ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنها ملک و سلطنتی بزرگ عطا کردیم.///یا مگر به خاطر آنچه خداوند از لطف خویش [به بعضی از] مردمان بخشیده به آنان رشک می‌برند؟ ما به خاندان ابراهیم کتاب آسمانی و نبوت داده‌ایم و به آنان فرمانروایی بزرگی بخشیده‌ایم‌///یا اینکه نسبت به مردم [= پیامبر و خاندانش‌]، و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشیده، حسد می‌ورزند؟ ما به آل ابراهیم، (که یهود از خاندان او هستند نیز،) کتاب و حکمت دادیم؛ و حکومت عظیمی در اختیار آنها [= پیامبران بنی اسرائیل‌] قرار دادیم.///یا رشک برند مردم را بدانچه خدا از فضل خویش بدانان داده است همانا دادیم به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت را و دادیم بدیشان پادشاهی بزرگ را///یا به مردمان بر آنچه خدا از فضل خویش به آنان عطا کرده، رشک می‌برند؟ پس ما به‌راستی به خاندان ویژه‌ی ابراهیم، کتاب و حکمت دادیم و به آنان ملکی بزرگ دادیم. quran_en_fa Some of them believed, and some of them averted their faces from him: And enough is Hell for a burning fire. پس برخی از آنان [که اهل کتاب اند] به او [که پیامبر اسلام و والاترین فرد از خاندان ابراهیم است] ایمان آوردند، و گروهی از او روی گردانیده‌اند، و دوزخ که آتشی سوزان و برافروخته است، برای آنان کافی است.///پس برخی از آنان [که اهل کتاب اند] به او [که پیامبر اسلام و والاترین فرد از خاندان ابراهیم است] ایمان آوردند، و گروهی از او روی گردانیده‌اند، و دوزخ که آتشی سوزان و برافروخته است، برای آنان کافی است.///بعضى بدان ایمان آوردند و بعضى از آن اعراض کردند. دوزخ، آن آتش افروخته، ایشان را بس.///پس برخى از آنان به وى ایمان آوردند و برخى روى برتافتند و آنها را جهنم افروخته بس است///پس برخى از آنان به وى ایمان آوردند، و برخى از ایشان از او روى برتافتند، و [براى آنان‌] دوزخ پرشراره بس است.///البته برخی یهودیان به او ایمان آوردند و برخی از ایمان آوردن مردم جلوگیرى کردند، و شعله‌ى سوزان دوزخ، [براى کیفر آنان بس] است.///آن‌گاه برخی بدو گرویدند و برخی مانع ایمان به او شدند؛ پس (آنان را) کیفر آتش افروخته دوزخ بس است.///پس برخی از آنان به آن ایمان آوردند، و دسته‌ای از ایشان از آن اعراض کردند و [اینان را] آتش افروخته جهنم بس است‌///ولی جمعی از آنها به آن ایمان آوردند؛ و جمعی راه (مردم را) بر آن بستند. و شعله فروزان آتش دوزخ، برای آنها کافی است!///پس از ایشان است آنکه ایمان بدان آورده است از ایشان است آنکه بازداشته است از آن و بس است دوزخ آتشی سوزان‌///پس برخی از ایشان کسانی‌اند که به وی ایمان آوردند و برخی از آنان کسانی‌اند که (بر ضد ایمان قیام و) از آن جلوگیری کردند و (برای آنان) دوزخ پرشراره بس است. quran_en_fa Those who reject our Signs, We shall soon cast into the Fire: as often as their skins are roasted through, We shall change them for fresh skins, that they may taste the penalty: for Allah is Exalted in Power, Wise. یقینا کسانی که به آیات ما کافر شدند به زودی آنان را به آتشی [شکنجه آور و سوزان] درآوریم، هرگاه پوستشان بریان شود، پوست‌های دیگری جایگزین آن می‌کنیم تا عذاب را بچشند؛ یقینا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///یقینا کسانی که به آیات ما کافر شدند به زودی آنان را به آتشی [شکنجه آور و سوزان] درآوریم، هرگاه پوستشان بریان شود، پوست‌های دیگری جایگزین آن می‌کنیم تا عذاب را بچشند؛ یقینا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///آنان را که به آیات ما کافر شدند به آتش خواهیم افکند. هرگاه پوست تنشان بپزد پوستى دیگرشان دهیم، تا عذاب خدا را بچشند. خدا پیروزمند و حکیم است.///کسانى که به آیات ما کافر شدند، به زودى آنها را به آتشى درآوریم که هر بار پوستشان پخته شود، پوستى دیگر بر جایش نهیم تا عذاب را [به طور کامل‌] بچشند. بى‌شک خداوند شکست‌ناپذیر حکیم است///به زودى کسانى را که به آیات ما کفر ورزیده‌اند، در آتشى [سوزان‌] درآوریم؛ که هر چه پوستشان بریان گردد، پوستهاى دیگرى بر جایش نهیم تا عذاب را بچشند. آرى، خداوند تواناى حکیم است.///به زودى کسانى را که به آیات ما کافر شدند، در آتشى خواهیم افکند که هرگاه پوست بدنشان بسوزد، پوست دیگرى جایگزین آن مى‌گردانیم تا عذاب را بچشند. به­راستی خداوند توانا و حکیم است.///آنان که به آیات ما کافر شدند به زودی در آتش دوزخشان درافکنیم که هر چه پوست تن آنها بسوزد آنان را پوست دیگری جایگزین کنیم تا (سختی) عذاب را بچشند، که همانا خدا مقتدر و کارش از روی حکمت است.///کسانی که آیات ما را انکار کرده‌اند، به آتشی در خواهیمشان آورد که هر چه پوستهایشان پخته [و فرسوده‌] شود به جای آنها پوستهای دیگر آوریم، تا عذاب را بچشند، خداوند پیروزمند فرزانه است‌///کسانی که به آیات ما کافر شدند، بزودی آنها را در آتشی وارد می‌کنیم که هرگاه پوستهای تنشان (در آن) بریان گردد (و بسوزد)، پوستهای دیگری به جای آن قرار می‌دهیم، تا کیفر (الهی) را بچشند. خداوند، توانا و حکیم است (و روی حساب، کیفر می‌دهد).///همانا آنان که کفر ورزیدند به آیتهای ما بزودی چشانیمشان آتشی که هرگاه پخته شود پوستهای ایشان جایگزین گردانیمشان پوستهای دیگری تا بچشند عذاب را همانا خداوند است عزتمند حکیم‌///به زودی کسانی که به آیات ما کفر ورزیدند، آنان را گیرانه‌ی آتشی خواهیم کرد (که) هر چه پوست‌هاشان [: بدن‌هاشان] بریان گردد، تبدیل به پوست‌های [: بدن‌های] دیگرشان می‌کنیم، تا عذاب را بچشند. آری، خدا عزیز حکیم بوده است. quran_en_fa But those who believe and do deeds of righteousness, We shall soon admit to Gardens, with rivers flowing beneath,- their eternal home: Therein shall they have companions pure and holy: We shall admit them to shades, cool and ever deepening. و کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، به زودی آنان را در بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، وارد کنیم، در آنجا جاودانه‌اند؛ آنان را در آنجا همسرانی پاکیزه است، و آنان را در زیر سایه‌ای پایدار [و دلپذیر، آرام بخش و خنک] درآوریم.///و کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، به زودی آنان را در بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، وارد کنیم، در آنجا جاودانه‌اند؛ آنان را در آنجا همسرانی پاکیزه است، و آنان را در زیر سایه‌ای پایدار [و دلپذیر، آرام بخش و خنک] درآوریم.///و آنان را که ایمان آورده و کارهاى نیکو کرده‌اند به بهشتهایى که در آن نهرها جارى است درآوریم، تا ابد در آنجا خواهند بود. و در آنجا صاحب زنان پاک و بى‌عیب شوند و در سایه‌هاى پیوسته و خنک جایشان مى‌دهیم.///و کسانى را که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند به بهشت‌هایى وارد سازیم که از پاى درختانش نهرها جارى است که براى همیشه در آن بمانند، و در آن جا برایشان همسرانى پاکیزه است و آنها را به سایه‌اى پایدار در آوریم///و به زودى کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، در باغهایى که از زیر [درختان‌] آن نهرها روان است درآوریم. براى همیشه در آن جاودانند، و در آنجا همسرانى پاکیزه دارند، و آنان را در سایه‌اى پایدار درآوریم.///و کسانى را که ایمان آورده و کارهاى نیک انجام داده‌اند، به زودى در باغ‌هایى که از زیر [درختان] آن نهرها جارى است، وارد مى‌کنیم. جاودانه در آن خواهند ماند، در آنجا همسرانى پاکیزه دارند، و آنان را در سایه‌اى پایدار درآوریم.///آنان را که ایمان آوردند و نیکوکار شدند به زودی در بهشتی درآوریم که نهرها از زیر درختانش جاری است و در آن زندگانی جاوید کنند و برای آنها در بهشت جفتهای پاکیزه است و آنان را به سایه رحمت ابدی خود درآوریم.///و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، به بوستانهایی در خواهیمشان آورد که جویباران از فرودست آن جاری است و جاودانه در آنند، و در آنجا جفتهایی پاکیزه دارند و آنان را به سایه ساری سایه‌گستر در خواهیم آورد///و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، بزودی آنها را در باغهایی از بهشت وارد می‌کنیم که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ همیشه در آن خواهند ماند؛ و همسرانی پاکیزه برای آنها خواهد بود؛ و آنان را در سایه‌های گسترده (و فرح بخش) جای میدهیم.///و آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند بزودی درآریمشان باغهائی که جاری است از زیر آنها جویها جاودانان در آنها همیشه برای ایشان است در آنها همسرانی پاکیزه و درآریمشان در سایه‌ای سایه افکن‌///و کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، به زودی در باغ‌هایی در می‌آوریم که (از) زیر (درختان‌) شان نهرها روان است، حال آنکه در آنها جاودانند و برایشان همسرانی بس پاک است و آنان را در سایه‌ای بس پوشا درآوریم. quran_en_fa Allah doth command you to render back your Trusts to those to whom they are due; And when ye judge between man and man, that ye judge with justice: Verily how excellent is the teaching which He giveth you! For Allah is He Who heareth and seeth all things. خدا قاطعانه به شما فرمان می‌دهد که امانت‌ها را به صاحبانش بازگردانید و هنگامی که میان مردم داوری می‌کنید، به عدالت داوری کنید. یقینا [فرمان بازگردانیدن امانت و عدالت در داوری] نیکو چیزی است که خدا شما را به آن موعظه می‌کند؛ بی تردید خدا همواره شنوا و بیناست.///خدا قاطعانه به شما فرمان می‌دهد که امانت‌ها را به صاحبانش بازگردانید و هنگامی که میان مردم داوری می‌کنید، به عدالت داوری کنید. یقینا [فرمان بازگردانیدن امانت و عدالت در داوری] نیکو چیزی است که خدا شما را به آن موعظه می‌کند؛ بی تردید خدا همواره شنوا و بیناست.///خدا به شما فرمان مى‌دهد که امانتها را به صاحبانشان بازگردانید. و چون در میان مردم به داورى نشینید به عدل داورى کنید. خدا شما را چه نیکو پند مى‌دهد. هر آینه او شنوا و بیناست.///همانا خدا به شما فرمان مى‌دهد که سپرده‌ها را به صاحبانش پس دهید و چون میان مردم حکم کردید به عدالت حکم کنید، به راستى چه نیک است این چیزها که خدا شما را بدان پند مى‌دهد. همانا خدا شنوا و بیناست///خدا به شما فرمان مى‌دهد که سپرده‌ها را به صاحبان آنها رد کنید؛ و چون میان مردم داورى مى‌کنید، به عدالت داورى کنید. در حقیقت، نیکو چیزى است که خدا شما را به آن پند مى‌دهد. خدا شنواى بیناست.///خداوند به شما فرمان مى‌دهد که امانت‌ها را به صاحبانش بازگردانید. و هر گاه میان مردم داورى کردید، به عدالت حکم کنید. چه نیکوست آنچه خدا شما را بدان پند مى‌دهد. بى‌گمان خداوند شنواى بیناست.///همانا خدا به شما امر می‌کند که امانتها را به صاحبانش باز دهید و چون حاکم بین مردم شوید به عدالت داوری کنید. همانا خدا شما را پند نیکو می‌دهد، که خدا شنوا و بیناست.///خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانتها را به صاحبان آنها بازگردانید، و چون بین مردم داوری می‌کنید دادگرانه داوری کنید، خداوند به امری نیک پندتان می‌دهد، که خداوند شنوای بیناست‌///خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانتها را به صاحبانش بدهید! و هنگامی که میان مردم داوری می‌کنید، به عدالت داوری کنید! خداوند، اندرزهای خوبی به شما می‌دهد! خداوند، شنوا و بیناست.///همانا خدا فرمانتان دهد که بازگردانید سپرده‌ها را به اهل آنها و اگر داوری کنید میان مردم آنکه داوری کنید به داد چه خوب است آنچه خدا اندرز دهد شما را بدان همانا خداوند است شنونده‌ای بینا///خدا به‌راستی شما را فرمان می‌دهد که امانت‌ها را به صاحبانشان بازگردانید. و هنگامی که میان مردم داوری می‌کنید، به عدالت داوری کنید. همواره چه نیکوست چیزی که خدا به آن پند می‌دهد. به‌راستی خدا بسی شنوای بینا بوده است. quran_en_fa O ye who believe! Obey Allah, and obey the Messenger, and those charged with authority among you. If ye differ in anything among yourselves, refer it to Allah and His Messenger, if ye do believe in Allah and the Last Day: That is best, and most suitable for final determination. ای اهل ایمان! از خدا اطاعت کنید و [نیز] از پیامبر و صاحبان امر خودتان [که امامان از اهل بیت اند و چون پیامبر دارای مقام عصمت می‌باشند] اطاعت کنید. و اگر درباره چیزی [از احکام و امور مادی و معنوی و حکومت و جانشینی پس از پیامبر] نزاع داشتید، آن را [برای فیصله یافتنش] اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، به خدا و پیامبر ارجاع دهید؛ این [ارجاع دادن] برای شما بهتر واز نظر عاقبت نیکوتر است.///ای اهل ایمان! از خدا اطاعت کنید و [نیز] از پیامبر و صاحبان امر خودتان [که امامان از اهل بیت اند و چون پیامبر دارای مقام عصمت می‌باشند] اطاعت کنید. و اگر درباره چیزی [از احکام و امور مادی و معنوی و حکومت و جانشینی پس از پیامبر] نزاع داشتید، آن را [برای فیصله یافتنش] اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، به خدا و پیامبر ارجاع دهید؛ این [ارجاع دادن] برای شما بهتر واز نظر عاقبت نیکوتر است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از خدا اطاعت کنید و از رسول و اولوالامر خویش فرمان برید. و چون در امرى اختلاف کردید اگر -به خدا و روز قیامت ایمان دارید- به خدا و پیامبر رجوع کنید. در این خیر شماست و سرانجامى بهتر دارد.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! خدا را اطاعت کنید و از پیامبر و کاردارانى که از شما هستند فرمان برید. پس هرگاه در چیزى اختلاف کردید آن را به خدا و پیامبر ارجاع دهید اگر به خدا و روز واپسین ایمان دارید، که این بهتر و نیکو فرجام‌تر است///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت کنید؛ پس هر گاه در امرى [دینى‌] اختلاف نظر یافتید، اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید، آن را به [کتاب‌] خدا و [سنت‌] پیامبر [او] عرضه بدارید، این بهتر و نیک‌فرجام‌تر است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! خدا را اطاعت کنید و از پیامبر و صاحبان امر خویش [که جانشینان معصوم پیامبرند] اطاعت کنید. و اگر درباره‌ی چیزى نزاع کردید، آن را به [حکم] خدا و پیامبر بازگردانید، اگر به خدا و قیامت ایمان دارید. این [رجوع به قرآن و سنت براى حل اختلاف] بهتر و پایانش نیکوتر است.///ای اهل ایمان، فرمان خدا و رسول و فرمانداران (از طرف خدا و رسول) که از خود شما هستند اطاعت کنید، پس اگر در چیزی کار به نزاع کشد آن را به حکم خدا و رسول بازگردانید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید. این کار برای شما بهتر و خوش‌عاقبت‌تر خواهد بود.///ای مؤمنان از خداوند و پیامبر و اولوالامرتان اطاعت کنید، و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، هرگاه در امری [دینی‌] اختلاف‌نظر یافتید، آن را به [کتاب‌] خدا و [سنت‌] پیامبر عرضه بدارید که این بهتر و نیک انجام‌تر است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [= اوصیای پیامبر] را! و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داوری بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! این (کار) برای شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است.///ای آنان که ایمان آوردید فرمان برید خدا و رسول را و اولیاء امر (کارداران) را از شما و اگر در چیزی با هم ستیزه کردید به خدا و رسولش بازگردانید اگر هستید ایمان آورنده به خدا و روز آخر این بهتر است و نکوتر در فرجام‌///هان ای کسانی‌که ایمان آوردید! خدا را اطاعت کنید، و پیامبر و اولیای امر (رسالت) را -که از خودتان می‌باشند- (نیز) اطاعت کنید. پس اگر در امری (دینی) اختلاف کردید، اگر به خدا و روز پایانی ایمان دارید، آن را به (کتاب) خدا و (سنت) پیامبرش عرضه بدارید، این بهتر و بازتابش نیکوتر است. quran_en_fa Hast thou not turned Thy vision to those who declare that they believe in the revelations that have come to thee and to those before thee? Their (real) wish is to resort together for judgment (in their disputes) to the Evil One, though they were ordered to reject him. But Satan's wish is to lead them astray far away (from the right). آیا به کسانی که گمان می‌کنند به آنچه بر تو و پیش از تو نازل شده ایمان آورده‌اند، ننگریستی، که می‌خواهند [در موارد نزاع و اختلافشان] داوری و محاکمه نزد طاغوت برند؟ [همان حاکمان ستمکار و قاضیان رشوه خواری که جز به باطل حکم نمی‌رانند،] در حالی که فرمان یافته‌اند به طاغوت کفر ورزند، و شیطان [با سوق دادنشان به محاکم طاغوت] می‌خواهد آنان را به گمراهی دوری [که هرگز به رحمت خدا دست نیابند] دچار کند.///آیا به کسانی که گمان می‌کنند به آنچه بر تو و پیش از تو نازل شده ایمان آورده‌اند، ننگریستی، که می‌خواهند [در موارد نزاع و اختلافشان] داوری و محاکمه نزد طاغوت برند؟ [همان حاکمان ستمکار و قاضیان رشوه خواری که جز به باطل حکم نمی‌رانند،] در حالی که فرمان یافته‌اند به طاغوت کفر ورزند، و شیطان [با سوق دادنشان به محاکم طاغوت] می‌خواهد آنان را به گمراهی دوری [که هرگز به رحمت خدا دست نیابند] دچار کند.///آیا آنان را نمى‌بینى که مى‌پندارند که به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پیش از تو نازل شده است ایمان آورده‌اند، ولى مى‌خواهند که بت را حکم قراردهند، در حالى که به آنان گفته‌اند که بت را انکار کنند. شیطان مى‌خواهد گمراهشان سازد و از حق دور گرداند.///آیا ندیدى کسانى را که مى‌پندارند به آنچه به سوى تو نازل شده و آنچه پیش از تو نازل گشته ایمان دارند؟ [ولى‌] مى‌خواهند داورى را پیش طاغوت برند، حال آن که دستور یافته‌اند که به آن کافر شوند، ولى شیطان مى‌خواهد آنها را به گمراهى دورى در اندازد///آیا ندیده‌اى کسانى را که مى‌پندارند به آنچه به سوى تو نازل شده و [به‌] آنچه پیش از تو نازل گردیده، ایمان آورده‌اند [با این همه‌] مى‌خواهند داورى میان خود را به سوى طاغوت ببرند، با آنکه قطعا فرمان یافته‌اند که بدان کفر ورزند، و [لى‌] شیطان مى‌خواهد آنان را به گمراهى دورى دراندازد.///آیا نظر نمى‌کنى به کسانى که مى‌پندارند به آنچه بر تو و آنچه پیش از تو نازل شده است، ایمان آورده‌اند؟! در حالى که قصد دارند داورى‌های خود را نزد طاغوت [و حکام باطل] ببرند، با این که به آنها دستور داده شده به طاغوت، کفر ورزند. و شیطان مى‌خواهد آنان را گمراه سازد، گمراهى دور و درازى!///آیا ننگری به حال آنان که به گمان (و دعوی) خود ایمان به قرآن تو و کتبی که پیش از تو فرستاده شده آورده‌اند، چگونه باز می‌خواهند داوری به طاغوت برند در صورتی که مأمورند که به طاغوت کافر شوند؟! و شیطان خواهد که آنان را گمراه کند گمراهی دور (از هر سعادت).///آیا داستان کسانی را که گمان می‌برند به آنچه بر تو نازل شده و به آنچه پیش از تو نازل شده، ایمان دارند، ندانسته‌ای که می‌خواهند به طاغوت داوری برند و حال آنکه به آنان دستور داده شده است که به آن کفر بورزند و شیطان می‌خواهد آنان را به گمراهی دور و درازی بکشاند///آیا ندیدی کسانی را که گمان می‌کنند به آنچه (از کتابهای آسمانی که) بر تو و بر پیشینیان نازل شده، ایمان آورده‌اند، ولی می‌خواهند برای داوری نزد طاغوت و حکام باطل بروند؟! با اینکه به آنها دستور داده شده که به طاغوت کافر شوند. اما شیطان می‌خواهد آنان را گمراه کند، و به بیراهه‌های دور دستی بیفکند.///آیا ندیدی آنان را که پندارند آنکه ایشان ایمان آورده‌اند بدانچه به سوی تو فرستاده شده است و آنچه پیش از تو فرستاده شده است خواهند داوری برند به سوی ستمگر حالی که امر شدند که کفر ورزند بدو و خواهد شیطان که گمراهشان سازد گمراهیی دور///آیا نظر نیفکنده‌ای سوی کسانی که می‌پندارند به آنچه سوی تو نازل شده و (به) آنچه پیش از تو نازل گردیده ایمان آورنده‌اند (و با این همه) می‌خواهند داوری میان خود را سوی طاغوت ببرند، حال آنکه بی‌چون فرمان یافته‌اند که بدان کفر ورزند؟ و (اما) شیطان همی خواهد آنان را به گمراهی دوری در اندازد. quran_en_fa When it is said to them: "Come to what Allah hath revealed, and to the Messenger": Thou seest the Hypocrites avert their faces from thee in disgust. چون به آنان گویند: [برای داوری و محاکمه] به سوی آنچه خدا نازل کرده، و به سوی پیامبر آیید، منافقان را می‌بینی که از تو به شدت روی می‌گردانند!///چون به آنان گویند: [برای داوری و محاکمه] به سوی آنچه خدا نازل کرده، و به سوی پیامبر آیید، منافقان را می‌بینی که از تو به شدت روی می‌گردانند!///و چون ایشان را گویند که به آنچه خدا نازل کرده و به پیامبرش روى آرید، منافقان را مى‌بینى که سخت از تو رویگردان مى‌شوند.///و چون به آنها گفته شود: به سوى آنچه خدا فرستاده و به سوى پیامبر بیایید، منافقان را مى‌بینى که به کلى از تو روى مى‌گردانند///و چون به ایشان گفته شود: «به سوى آنچه خدا نازل کرده و به سوى پیامبر [او] بیایید»، منافقان را مى‌بینى که از تو سخت، روى برمى‌تابند.///و چون به آنان گفته شود: «به سوى آنچه خداوند نازل کرده و به سوى پیامبر بیایید.» منافقان را مى‌بینى که به شدت از پذیرش دعوت تو روى مى‌گردانند.///و چون به آنها گفته شود که به حکم خدا و رسول بازآیید، گروه منافق را بینی که مردم را از گرویدن به تو منع می‌کنند.///و چون به آنان گفته شود به سوی [قرآن‌] فرو فرستاده الهی و پیامبر آیید، منافقان را می‌بینی که به کلی از تو اعراض می‌کنند///و هنگامی که به آنها گفته شود: «به سوی آنچه خداوند نازل کرده، و به سوی پیامبر بیایید»، منافقان را می‌بینی که (از قبول دعوت) تو، اعراض می‌کنند!///و اگر گفته شود بدیشان که بیائید به سوی آنچه خدا فرستاده است و به سوی رسول بنگری منافقان را که بازمی دارند از تو بازداشتنی‌///و هنگامی که به ایشان گفته شود: «سوی آنچه خدا نازل کرده [: قرآن] و سوی پیامبرش [: سنت وحیانیش] بیایید»، منافقان را می‌بینی که (مکلفان را) از (راه و روش) تو واژگونه باز می‌دارند. quran_en_fa How then, when they are seized by misfortune, because of the deeds which they hands have sent forth? Then their come to thee, swearing by Allah: "We meant no more than good-will and conciliation!" پس [وضع و حالشان] چگونه خواهد بود هنگامی که به سبب آنچه مرتکب شده‌اند، حادثه ناگواری به آنان برسد، آن گاه در حالی که به خدا سوگند می‌خورند، نزد تو می‌آیند که ما [از داوری بردن نزد طاغوت] نیتی جز نیکی و برقراری صلح و سازش [میان طرفین نزاع] نداشتیم.///پس [وضع و حالشان] چگونه خواهد بود هنگامی که به سبب آنچه مرتکب شده‌اند، حادثه ناگواری به آنان برسد، آن گاه در حالی که به خدا سوگند می‌خورند، نزد تو می‌آیند که ما [از داوری بردن نزد طاغوت] نیتی جز نیکی و برقراری صلح و سازش [میان طرفین نزاع] نداشتیم.///پس چگونه است که چون به پاداش کارهایى که مرتکب شده‌اند مصیبتى به آنها رسد، نزد تو مى‌آیند و به خدا سوگند مى‌خورند که ما جز احسان و موافقت قصد دیگرى نداشته‌ایم؟///پس چرا وقتى به سبب کارهایى که به دست خود کرده‌اند مصیبتى به آنها رسید، نزد تو مى‌آیند [و] به خدا سوگند مى‌خورند که ما [از داورى طاغوت‌] جز نیکى و سازش دادن قصدى نداشتیم///پس چگونه، هنگامى که به [سزاى‌] کار و کردار پیشینشان مصیبتى به آنان مى‌رسد، نزد تو مى‌آیند و به خدا سوگند مى‌خورند که ما جز نیکویى و موافقت قصدى نداشتیم؟///پس چگونه وقتى به خاطر کارهایى که در گذشته انجام دادند، گرفتار مصیبت و مشکلى مى‌شوند، و [براى رهایى از آن] سراغ تو مى‌آیند، به خدا سوگند یاد مى‌کنند که هدف ما [از بردن داورى نزد طاغوت] جز نیکى و توافق نبوده است.///پس چگونه خواهد بود (حال آنها) چون مصیبتی از کردار زشت خود به آنان رسد؟ آن‌گاه نزد تو آیند و به خدا سوگند خورند که ما (در کار خود) قصدی جز نیکویی و موافقت نداشتیم!///چگونه باشد آنگاه که به خاطر کار و کردار پیشینشان مصیبتی به آنان رسد، آنگاه به نزد تو آمده به خدا سوگند می‌خورند که جز نیکی و همراهی قصدی نداشتیم‌///پس چگونه وقتی به خاطر اعمالشان، گرفتار مصیبتی می‌شوند، سپس به سراغ تو می‌آیند، سوگند یاد می‌کنند که منظور (ما از بردن داوری نزد دیگران)، جز نیکی کردن و توافق (میان طرفین نزاع،) نبوده است؟!///پس چگونه است که اگر پیش آمدی بدیشان رسد بدانچه دستهاشان پیش فرستاده است آیند نزد تو سوگند خورند که نخواستیم ما جز نکوکاری و کارساز آوردن را///پس چگونه است هنگامی که به (سزای) دستاوردهایشان - که از پیش فرستادند - مصیبتی به آنان در رسد، نزد تو می‌آیند و به خدا سوگند یاد می‌کنند که: «ما جز نیکویی و کارسازی قصدی نداشتیم‌»؟ quran_en_fa Those men,-Allah knows what is in their hearts; so keep clear of them, but admonish them, and speak to them a word to reach their very souls. اینان کسانی هستند که خدا آنچه را که [از نیات شوم، کینه و نفاق] در دل‌های آنان است می‌داند؛ بنابراین از آنان روی برتاب، و پندشان ده، و به آنان سخنی رسا که در دلشان اثر کند بگوی.///اینان کسانی هستند که خدا آنچه را که [از نیات شوم، کینه و نفاق] در دل‌های آنان است می‌داند؛ بنابراین از آنان روی برتاب، و پندشان ده، و به آنان سخنی رسا که در دلشان اثر کند بگوی.///خداوند از دلهایشان آگاه است. از آنان اعراض کن و اندرزشان بده به چنان سخنى که در وجودشان کارگر افتد.///آنها کسانى هستند که خدا از آنچه در دل‌هاى آنهاست آگاه است. پس، از آنان روى گردان و پندشان ده و با آنان سخنى رسا و مؤثر در جانشان بگو///اینان همان کسانند که خدا مى‌داند چه در دل دارند. پس، از آنان روى برتاب، و [لى‌] پندشان ده، و با آنها سخنى رسا که در دلشان [مؤثر] افتد، بگوى.///آنان کسانى هستند که خداوند، آنچه را در دل دارند، مى‌داند. پس از آنان دورى گزین و پندشان ده و با آنان سخنى رسا بگو که در جانشان بنشیند.///اینانند که خدا از قلب آنها آگاه است، تو (ای رسول) از آنان روی بگردان و آنها را نصیحت کن و به گفتار دلنشین و مؤثر با ایشان سخن بگو.///اینان کسانی هستند که خداوند ما فی‌الضمیرشان را می‌داند، پس از ایشان روی بگردان و پندشان ده و به آنان سخنی رسا که در دلشان مؤثر افتد بگو///آنها کسانی هستند که خدا، آنچه را در دل دارند، می‌داند. از (مجازات) آنان صرف نظر کن! و آنها را اندرز ده! و با بیانی رسا، نتایج اعمالشان را به آنها گوشزد نما!///آنانند که خدا می‌داند آنچه در دلهای ایشان است پس روی گردان از ایشان و اندرز ده ایشان را و بگو ایشان را به دلهای ایشان گفتاری رسا///ایشان همان کسانند که خدا می‌داند چه در دل‌هاشان دارند؛ پس از آنان روی بگردان و پندشان ده و برایشان سخنی در (ژرفای) جان‌هاشان برگوی. quran_en_fa We sent not a messenger, but to be obeyed, in accordance with the will of Allah. If they had only, when they were unjust to themselves, come unto thee and asked Allah's forgiveness, and the Messenger had asked forgiveness for them, they would have found Allah indeed Oft-returning, Most Merciful. و هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر آنکه به توفیق خدا از او اطاعت شود. و اگر آنان هنگامی که [با ارتکاب گناه] به خود ستم کردند، نزد تو می‌آمدند و از خدا آمرزش می‌خواستند، و پیامبر هم برای آنان طلب آمرزش می‌کرد، یقینا خدا را بسیار توبه پذیر و مهربان می‌یافتند.///و هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر آنکه به توفیق خدا از او اطاعت شود. و اگر آنان هنگامی که [با ارتکاب گناه] به خود ستم کردند، نزد تو می‌آمدند و از خدا آمرزش می‌خواستند، و پیامبر هم برای آنان طلب آمرزش می‌کرد، یقینا خدا را بسیار توبه پذیر و مهربان می‌یافتند.///هیچ پیامبرى را نفرستادیم جز آنکه دیگران به امر خدا باید مطیع فرمان او شوند. و اگر به هنگامى که مرتکب گناهى شدند نزد تو آمده بودند و از خدا آمرزش خواسته بودند و پیامبر برایشان آمرزش خواسته بود، خدا را توبه‌پذیر و مهربان مى‌یافتند.///و هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر آن که به اذن خدا فرمانش برند. و اگر آنها هنگامى که به خود ستم کردند، پیش تو مى‌آمدند و از خدا آمرزش مى‌خواستند و پیامبر [نیز] براى آنان طلب آمرزش مى‌کرد، قطعا خدا را توبه‌پذیر و مهربان مى‌یافتند///و ما هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر آنکه به توفیق الهى از او اطاعت کنند. و اگر آنان وقتى به خود ستم کرده بودند، پیش تو مى‌آمدند و از خدا آمرزش مى‌خواستند و پیامبر [نیز] براى آنان طلب آمرزش مى‌کرد، قطعا خدا را توبه‌پذیر مهربان مى‌یافتند.///و ما هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر براى آن که با اذن خداوند از او اطاعت کنند و اگر هنگامى که آنان به خود ستم کردند [و فرمان‌هاى خدا را زیر پا گذاردند] نزد تو مى‌آمدند و از خداوند آمرزش مى‌خواستند و پیامبر هم براى آنان استغفار مى‌کرد، قطعا خداوند را توبه‌پذیر و مهربان مى‌یافتند.///ما رسولی نفرستادیم مگر بر این مقصود که خلق به امر خدا اطاعت او کنند. و اگر هنگامی که آنان (گروه منافق) بر خود ستم کردند به تو رجوع می‌کردند و از کردار خود به خدا توبه نموده و تو هم برای آنها استغفار می‌کردی و از خدا آمرزش می‌خواستی، در این حال البته خدا را توبه‌پذیر و مهربان می‌یافتند.///و هیچ پیامبری نفرستادیم مگر آنکه به توفیق الهی از او فرمانبرداری شود، و اگر هنگامی که به خویشتن ستم کردند به نزد تو می‌آمدند و از خداوند آمرزش می‌خواستند و پیامبر هم برایشان آمرزش می‌خواست، خداوند را توبه‌پذیر مهربان می‌یافتند///ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای این که به فرمان خدا، از وی اطاعت شود. و اگر این مخالفان، هنگامی که به خود ستم می‌کردند (و فرمانهای خدا را زیر پا می‌گذاردند)، به نزد تو می‌آمدند؛ و از خدا طلب آمرزش می‌کردند؛ و پیامبر هم برای آنها استغفار می‌کرد؛ خدا را توبه پذیر و مهربان می‌یافتند.///و نفرستادیم پیمبری را مگر تا اطاعت شود به اذن خدا و اگر اینان گاهی که به خود ستم روا می‌داشتند می‌آمدند نزد تو و آمرزش می‌خواستند از خدا و آمرزش می‌خواست برای ایشان پیمبر همانا می‌یافتند خدا را بسی توبه‌پذیرنده مهربان‌///و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خدا از او اطاعت شود. و اگر آنان چون به خود ستم کردند، پیش تو آیند، پس از خدا پوشش و آمرزش بخواهند و پیامبر (نیز) برای آنان (از خدا) پوشش بخواهد، همواره خدا را بسی برگشت‌کننده‌ی (بر خودهاشان و) رحمتگر بر ویژگان می‌یافتند. quran_en_fa But no, by the Lord, they can have no (real) Faith, until they make thee judge in all disputes between them, and find in their souls no resistance against Thy decisions, but accept them with the fullest conviction. به پروردگارت سوگند که آنان مؤمن حقیقی نخواهند بود، مگر آنکه تو را در آنچه میان خود نزاع واختلاف دارند به داوری بپذیرند؛ سپس از حکمی که کرده‌ای دروجودشان هیچ دل تنگی و ناخشنودی احساس نکنند، وبه طور کامل تسلیم شوند.///به پروردگارت سوگند که آنان مؤمن حقیقی نخواهند بود، مگر آنکه تو را در آنچه میان خود نزاع واختلاف دارند به داوری بپذیرند؛ سپس از حکمی که کرده‌ای دروجودشان هیچ دل تنگی و ناخشنودی احساس نکنند، وبه طور کامل تسلیم شوند.///نه، سوگند به پروردگارت که ایمان نیاورند، مگر آنکه در نزاعى که میان آنهاست تو را داور قرار دهند و از حکمى که تو مى‌دهى هیچ ناخشنود نشوند و سراسر تسلیم آن گردند.///پس نه، به پروردگارت سوگند، ایمان نمى‌آورند مگر این که در اختلافى که دارند تو را داور کنند و آن‌گاه در دلشان از حکمى که کرده‌اى ملالى نیابند و بى‌چون و چرا تسلیم شوند///ولى چنین نیست، به پروردگارت قسم که ایمان نمى‌آورند، مگر آنکه تو را در مورد آنچه میان آنان مایه اختلاف است داور گردانند؛ سپس از حکمى که کرده‌اى در دلهایشان احساس ناراحتى [و تردید] نکنند، و کاملا سر تسلیم فرود آورند.///چنین نیست [که شما گمان می‌کنید]! به پروردگارت سوگند که مردم ایمان نمى‌آورند، مگر آن که در اختلافات خود، تو را داور قرار دهند، و در دل احساس ناراحتى از قضاوت تو نداشته باشند، [بلکه در برابر داورى تو] کاملا تسلیم باشند.///نه چنین است، قسم به خدای تو که اینان (به حقیقت) اهل ایمان نمی‌شوند مگر آنکه در خصومت و نزاعشان تنها تو را حکم کنند و آن‌گاه به هر حکمی که کنی اعتراض نداشته، کاملا (از دل و جان) تسلیم (فرمان تو) باشند.///چنین نیست و سوگند به پروردگارت که ایمان نیاورده‌اند مگر آنکه در اختلافی که دارند تو را داور کنند، آنگاه در آنچه داوری کردی هیچ دلتنگی در خود نیابند و به خوبی [به حکم تو] گردن بگذارند///به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اینکه در اختلافات خود، تو را به داوری طلبند؛ و سپس از داوری تو، در دل خود احساس ناراحتی نکنند؛ و کاملا تسلیم باشند.///نه چنین است به پروردگار تو سوگند ایمان نیارند به تو تا به داوری بگزیندت در آنچه سرزده است بینشان و سپس نیابند در دلهای خویش چاره‌ای از آنچه تو قضاوت کرده‌ای و تسلیم شوند تسلیم شدنی‌///پس نه، (چنان نیست‌.) به پروردگارت قسم که ایمان نمی‌آورند، تا آنکه تو را در آنچه میانشان مایه‌ی مشاجره است به داوری برگمارند؛ سپس از حکمی که کرده‌ای در دل‌هاشان احساس تنگی (و تردید) نکنند و کاملا سر تسلیم فرود آورند. quran_en_fa If We had ordered them to sacrifice their lives or to leave their homes, very few of them would have done it: But if they had done what they were (actually) told, it would have been best for them, and would have gone farthest to strengthen their (faith); و اگر بر آنان مقرر می‌کردیم که خودکشی کنید، یا از دیار و کاشانه خود بیرون روید، جز اندکی از آنان انجام نمی‌دادند. و اگر آنچه را که به آن پند داده می‌شوند عمل می‌کردند، مسلما برای آنان بهتر و در [جهت تثبیت ایمان و] استواری قدم، مؤثرتر و قوی‌تر بود.///و اگر بر آنان مقرر می‌کردیم که خودکشی کنید، یا از دیار و کاشانه خود بیرون روید، جز اندکی از آنان انجام نمی‌دادند. و اگر آنچه را که به آن پند داده می‌شوند عمل می‌کردند، مسلما برای آنان بهتر و در [جهت تثبیت ایمان و] استواری قدم، مؤثرتر و قوی‌تر بود.///و اگر به آنان فرمان داده بودیم که خود را بکشید یا از خانه‌هایتان بیرون روید، جز اندکى از آنان فرمان نمى‌بردند. و حال آنکه اگر اندرزى را که به آنان داده شده است کار مى‌بستند برایشان بهتر و بر اساسى استوارتر بود.///و اگر بر آنان مقرر مى‌کردیم که تن به کشتن دهید یا از خانه‌هاى خود بیرون شوید، جز اندکى از آنان عمل نمى‌کردند و اگر پندى را که به آنان داده مى‌شود به کار مى‌بستند، قطعا برایشان بهتر و در ثبات قدم مؤثرتر بود///و اگر بر آنان مقرر مى‌کردیم که تن به کشتن دهید، یا از خانه‌هاى خود به در آیید، جز اندکى از ایشان آن را به کار نمى‌بستند؛ و اگر آنان آنچه را بدان پند داده مى‌شوند به کار مى‌بستند، قطعا برایشان بهتر و در ثبات قدم ایشان مؤثرتر بود؛///و اگر به آنان دستور مى‌دادیم که تن به کشتن دهید یا از خانه و سرزمین خود بیرون روید، تنها افرادى اندک، این دستور را انجام مى‌دادند. و اگر اندرزهایى را که به آنان داده مى‌شد، عمل مى‌کردند، برایشان بهتر و در پایدارى مؤثرتر بود.///و اگر ما به آنها حکم می‌کردیم که خود (یعنی یکدیگر) را بکشید یا از دیار خود (برای جهاد) بیرون روید به جز اندکی اطاعت امر نمی‌کردند، و اگر به آنچه پندشان می‌دهند عمل می‌کردند البته نیکوتر و کاری محکم و با اساس‌تر برای آنها بود.///و اگر بر آنان مقرر داشته بودیم که خودتان را بکشید یا از خانه و کاشانه‌تان بیرون روید، جز اندکی از آنان آن کار را نمی‌کردند، و اگر آنچه به آنان اندرز داده شد انجام می‌دادند بی‌شک برایشان بهتر و در ثبات قدم ایشان مؤثرتر بود///اگر (همانند بعضی از امتهای پیشین،) به آنان دستور می‌دادیم: «یکدیگر را به قتل برسانید»، و یا: «از وطن و خانه خود، بیرون روید»، تنها عده کمی از آنها عمل می‌کردند! و اگر اندرزهایی را که به آنان داده می‌شد انجام می‌دادند، برای آنها بهتر بود؛ و موجب تقویت ایمان آنها می‌شد.///و اگر ما می‌نوشتیم بر ایشان که بکشید همدیگر را یا برون روید از شهرهای خود نمی‌کردندش جز کمی از ایشان و اگر می‌کردند آنچه را پند داده می‌شدند هرآینه برای آنان بهتر بود و سخت استوارتر///و اگر بر آنان می‌نوشتیم که خودهاتان (همدیگر) را بکشید، یا از خانه‌هاتان به درآیید، جز اندکی از ایشان آن را به کار نمی‌بستند و اگر آنان آنچه را بدان پند داده می‌شوند به کار می‌بستند، بی‌گمان برایشان بهتر و در ثبات (قدم‌) شان مؤثرتر بود. quran_en_fa And We should then have given them from our presence a great reward; و ما نیز در آن صورت آنان را به طور یقین پاداشی بزرگ می‌دادیم.///و ما نیز در آن صورت آنان را به طور یقین پاداشی بزرگ می‌دادیم.///آنگاه از جانب خود به آنان مزدى بزرگ مى‌دادیم.///و در آن صورت [ما هم‌] از پیش خود اجر بزرگى به آنها مى‌دادیم///و در آن صورت، [ما هم‌] از نزد خویش، یقینا پاداشى بزرگ به آنان مى‌دادیم؛///و در این صورت یقینا ما از جانب خود پاداشى بزرگ به آنان مى‌دادیم.///و در آن صورت محققا ما آنها را از نزد خود مزدی بزرگ (به پاداش طاعت) عطا می‌کردیم.///و در آن صورت از پیشگاه خود به ایشان پاداش عظیمی می‌بخشیدیم‌///و در این صورت، پاداش بزرگی از ناحیه خود به آنها می‌دادیم.///و در آن هنگام می‌دادیمشان از نزد خویش مزدی بزرگ‌///و در آن هنگام (ما هم) از نزد خویش، بی‌چون پاداشی بزرگ به آنان می‌دادیم، quran_en_fa And We should have shown them the Straight Way. و بی تردید آنان را به راهی راست راهنمایی می‌کردیم.///و بی تردید آنان را به راهی راست راهنمایی می‌کردیم.///و آنان را به راه راست هدایت مى‌کردیم.///و حتما به راهى راست هدایتشان مى‌کردیم///و قطعا آنان را به راهى راست هدایت مى‌کردیم.///و قطعا آنان را به راهى راست هدایت مى‌کردیم.///و بی‌شک آنان را به راه راست هدایت می‌نمودیم.///و به راهی راست هدایتشان می‌کردیم‌///و آنان را به راه راست، هدایت می‌کردیم.///و رهبریشان می‌کردیم به راهی راست‌///و به‌راستی آنان را به راهی راست هدایت می‌کردیم. quran_en_fa All who obey Allah and the messenger are in the company of those on whom is the Grace of Allah,- of the prophets (who teach), the sincere (lovers of Truth), the witnesses (who testify), and the Righteous (who do good): Ah! what a beautiful fellowship! و کسانی که از خدا و پیامبر اطاعت کنند، در زمره کسانی از پیامبران و صدیقان و شهیدان و شایستگان خواهند بود که خدا به آنان نعمت [ایمان، اخلاق و عمل صالح] داده؛ و اینان نیکو رفیقانی هستند.///و کسانی که از خدا و پیامبر اطاعت کنند، در زمره کسانی از پیامبران و صدیقان و شهیدان و شایستگان خواهند بود که خدا به آنان نعمت [ایمان، اخلاق و عمل صالح] داده؛ و اینان نیکو رفیقانی هستند.///و هر که از خدا و پیامبرش اطاعت کند، همراه با کسانى خواهد بود که خدا نعمتشان داده است، چون انبیاء و صدیقان و شهیدان و صالحان. و اینان چه نیکو رفیقانند.///و هر که اطاعت خدا و رسول کند، آنها با کسانى خواهند بود که خدا موهبتشان داده [که عبارتند] از: پیامبران و راستى پیشگان و شاهدان و صالحان، و آنان نیکو همدمانى هستند///و کسانى که از خدا و پیامبر اطاعت کنند، در زمره کسانى خواهند بود که خدا ایشان را گرامى داشته [یعنى‌] با پیامبران و راستان و شهیدان و شایستگانند و آنان چه نیکو همدمانند.///و کسانى که از خدا و پیامبر اطاعت کنند، [در قیامت] با کسانى همدم خواهند بود که خداوند بر آنان نعمت داده است: پیامبران، صدیقان، شهیدان و صالحان. و اینان چه رفیقان خوبى هستند!///و آنان که اطاعت خدا و رسول کنند البته با کسانی که خدا به آن‌ها لطف فرموده یعنی با پیغمبران و صدیقان و شهیدان و نیکوکاران محشور خواهند شد، و اینان نیکو رفیقانی هستند.///و کسانی که از خداوند و پیامبر اطاعت کنند، در زمره کسانی‌اند که خداوند بر آنان انعام فرموده است، اعم از پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان، و اینان نیک رفیقانی هستند///و کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند، (در روز رستاخیز،) همنشین کسانی خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده؛ از پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان؛ و آنها رفیقهای خوبی هستند!///و آن کس که اطاعت کند خدا و پیمبر را همانا آنان با کسانیند که خدا نعمت بدیشان داده است از پیمبران و راستگویان و کشتگان راه خدا و شایستگان و چه نیکو رفیقانند///و کسانی که از خدا و پیامبرش اطاعت کنند، ایشان با کسانی هستند که خدا بر (سر و سامان) شان نعمت فرود آورده: از پیامبران بزرگ و راستان و شهیدان و شایستگان. و آنان چه نیکو همدمانند. quran_en_fa Such is the bounty from Allah: And sufficient is it that Allah knoweth all. این [رفاقت با آنان] بخشش و فضلی از سوی خداست، و [در استحقاق این کرامت و فضل] کافی است که خدا [به نیات و اعمال مطیعان] داناست.///این [رفاقت با آنان] بخشش و فضلی از سوی خداست، و [در استحقاق این کرامت و فضل] کافی است که خدا [به نیات و اعمال مطیعان] داناست.///این فضیلتى است از جانب خدا و بسنده است خداى دانا.///این تفضل از جانب خداست و آگاهى خدا کفایت مى‌کند///این تفضل از جانب خداست، و خدا بس داناست.///این فضیلت از سوى خداست و دانایى خدا [به احوال بندگانش] کافى است.///این فضل و بخشش از سوی خداست، و علم (ازلی) خدا کفایت کند.///این بخشش الهی است و خدا دانایی بسنده است‌///این موهبتی از ناحیه خداست. و کافی است که او، (از حال بندگان، و نیات و اعمالشان) آگاه است.///این است فزونی از خدا و بس است خدا دانا///این فضیلت از خداست و خدا در دانایی بسنده است. quran_en_fa O ye who believe! Take your precautions, and either go forth in parties or go forth all together. ای اهل ایمان! [در برابر دشمن مهیا و آماده باشید و] سلاح‌ها و ساز و برگ جنگی خود را برگیرید، پس گروه گروه یا دسته جمعی [به سوی جنگ با دشمن] کوچ کنید.///ای اهل ایمان! [در برابر دشمن مهیا و آماده باشید و] سلاح‌ها و ساز و برگ جنگی خود را برگیرید، پس گروه گروه یا دسته جمعی [به سوی جنگ با دشمن] کوچ کنید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، سلاح بگیرید و آنگاه هوشیارانه، فوج فوج یا یکباره، به جنگ روید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! سلاح خویش برگیرید و گروه گروه یا همه با هم [به سوى جهاد] رهسپار شوید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، [در برابر دشمن‌] آماده باشید [=اسلحه خود را برگیرید] و گروه گروه [به جهاد] بیرون روید یا به طور جمعى روانه شوید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! [در برابر دشمن هوشیار باشید،] سلاح خود را برگیرید و به صورت گروه گروه یا دسته‌جمعی، به سوى دشمن حرکت کنید.///ای اهل ایمان سلاح جنگ برگیرید و آن‌گاه دسته دسته یا همه یک‌باره متفق (برای جهاد) بیرون روید.///ای مؤمنان سلاح خود را برگیرید و گروه گروه یا دسته‌جمعی رهسپار شوید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! آمادگی خود را (در برابر دشمن) حفظ کنید و در دسته‌های متعدد، یا بصورت دسته واحد، (طبق شرایط هر زمان و هر مکان،) به سوی دشمن حرکت نمایید!///ای آنان که ایمان آوردید برگیرید اسلحه خویش را پس کوچ کنید دسته دسته یا کوچ کنید با هم‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! وسایل دفاعی خود را (برابر دشمنانتان) برگیرید (و آماده‌ی دفاع باشید). پس گروه گروه بر دشمن هجوم کنید یا یکجا بر آنها هجوم آورید. quran_en_fa There are certainly among you men who would tarry behind: If a misfortune befalls you, they say: "Allah did favour us in that we were not present among them." یقینا از شما کسی است که [از رفتن به سوی جنگ] درنگ و کندی می‌کند، پس اگر به شما [رزمندگانی که به جنگ رفته‌اید] آسیبی رسد، گوید: خدا بر من محبت و لطف داشت که با آنان [در میدان جنگ] حاضر نبودم.///یقینا از شما کسی است که [از رفتن به سوی جنگ] درنگ و کندی می‌کند، پس اگر به شما [رزمندگانی که به جنگ رفته‌اید] آسیبی رسد، گوید: خدا بر من محبت و لطف داشت که با آنان [در میدان جنگ] حاضر نبودم.///و از میان شما کسى است که در کارزار درنگ مى‌کند. و چون به شما بلایى رسد، مى‌گوید: خدا در حق من چه انعامى کرد که در آن روز همراهشان نبودم.///و البته از شما کسى است که سستى مى‌کند و چون حادثه‌اى به شما رسد گوید: به راستى خدا به من رحم کرد که با آنها حاضر نبودم///و قطعا از میان شما کسى است که کندى به خرج دهد؛ پس اگر آسیبى به شما رسد گوید: «راستى خدا بر من نعمت بخشید که با آنان حاضر نبودم.»///و در میان شما کسانى هستند که [هم خود سستی مى‌ورزند و هم] عامل کندى و دلسردى رزمندگان مى‌شوند، هر گاه برای شما مشکلى پیش آید، مى‌گوید: «خدا بر من منت نهاده که همراه آنان [در جبهه] حضور نیافتم و شاهد [آن مصیبت] نبودم.»///و همانا گروهی از شما (در کار جنگ) کندی و درنگ می‌کنند، اگر برای شما حادثه ناگواری پیش آید (به شماتت) گویند: خدا ما را مورد لطف خود قرار داد که با آنان حاضر نشدیم.///و از شما کسی هست که پا سست می‌کند و چون مصیبتی به شما رسد می‌گوید خدا به من رحم کرد که همراه آنان حاضر نبودم‌///در میان شما، افرادی (منافق) هستند، که (هم خودشان سست می‌باشند، و هم) دیگران را به سستی می‌کشانند؛ اگر مصیبتی به شما برسد، می‌گویند: «خدا به ما نعمت داد که با مجاهدان نبودیم، تا شاهد (آن مصیبت) باشیم!»///و همانا از شما است آنکه به سختی درنگ‌کاری کند پس اگر پیشامدی به شما رسد گوید خدا به من نعمت داد که نشدم با ایشان کشته‌///و بی‌گمان از میان شما کسی است که بی‌امان بسی کندی و لاابالی‌گری می‌کند. پس اگر آسیبی به شما در رسد گوید: «به‌راستی خدا بر من نعمت بخشید، چون با آنان حاضر (در معرکه‌ی جنگ) نبودم.» quran_en_fa But if good fortune comes to you from Allah, they would be sure to say - as if there had never been Ties of affection between you and them - "Oh! I wish I had been with them; a fine thing should I then have made of it!" و اگر بخشش و فضلی از سوی خدا به شما رسد چنان که گویی میان شما و او هرگز دوستی و مودتی نبوده، [و از جنگ شما با دشمن آگاهی نداشته، و برای اینکه از پیروزی و غنیمت سهمی نبرده، آه سردی می‌کشد و] می‌گوید: ای کاش من هم با آنان بودم، پس به کامیابی بزرگی دست می‌یافتم.///و اگر بخشش و فضلی از سوی خدا به شما رسد چنان که گویی میان شما و او هرگز دوستی و مودتی نبوده، [و از جنگ شما با دشمن آگاهی نداشته، و برای اینکه از پیروزی و غنیمت سهمی نبرده، آه سردی می‌کشد و] می‌گوید: ای کاش من هم با آنان بودم، پس به کامیابی بزرگی دست می‌یافتم.///و چون مالى از جانب خدا نصیبتان شود -چنان که گویى میانتان هیچ گونه مودتى نبوده است- گوید: اى کاش من نیز با آنها مى‌بودم و به کامیابیى بزرگ دست مى‌یافتم.///و اگر شما را خیر [و پیروزى‌] از خدا برسد حتما گوید: کاش من با آنها مى‌بودم و به نواى بزرگى مى‌رسیدم! گویى که میان شما و او هیچ دوستى و آشنایى نبوده است///و اگر غنیمتى از خدا به شما برسد -چنانکه گویى میان شما و میان او [رابطه‌] دوستى نبوده- خواهد گفت: «کاش من با آنان بودم و به نواى بزرگى مى‌رسیدم.»///و اگر فضل و غنیمتى از سوى خداوند به شما برسد، چنان که گویی میان شما و او هرگز دوستى نبوده [تا نفع شما را نفع خود بداند،] خواهد گفت: «اى کاش [در جهاد] با آنان بودم تا به رستگارى بزرگ مى‌رسیدم.»///و اگر فضل خدا شامل حال شما گردد آن‌چنان که گویی میان شما و آنان ابدا دوستی نبوده (با تأسف) گویند: ای کاش ما نیز با آنان به جهاد رفته بودیم تا (از غنیمت) نصیب فراوان می‌بردیم.///و چون به شما خیر و خوبیی از خداوند برسد، در حالی که گویی بین شما و او هیچ‌گونه دوستی نیست می‌گوید ای کاش من همراه ایشان بودم تا به سعادت بزرگی نایل می‌شدم‌///و اگر غنیمتی از جانب خدا به شما برسد، درست مثل اینکه هرگز میان شما و آنها دوستی و مودتی نبوده، می‌گویند: «ای کاش ما هم با آنها بودیم، و به رستگاری (و پیروزی) بزرگی می‌رسیدیم!»///و اگر فضلی از خدا به شما رسد بگوید چنان که تو گوئی هرگز بین تو و او دوستی نبوده کاش با شما بودم تا بهره‌مند می‌شدم به بهره‌ای بزرگ‌///و اگر به‌راستی فضیلتی [: غنیمت یا غلبه‌ای] از خدا به شما در رسد – چنان که گویی میان شما و میان او دوستی نبوده - همانا بی‌گمان خواهند گفت: «کاش من با آنان بودم و بی هیچ زیانی به نوای بزرگی می‌رسیدم!» quran_en_fa Let those fight in the cause of Allah Who sell the life of this world for the hereafter. To him who fighteth in the cause of Allah,- whether he is slain or gets victory - Soon shall We give him a reward of great (value). باید کسانی که زندگی زودگذر دنیا را با سرای جاویدان آخرت مبادله می‌کنند، در راه خدا بجنگند. و هر که در راه خدا بجنگد و کشته شود، یا بر دشمن پیروز گردد، پس پاداش بزرگی به او خواهیم داد.///باید کسانی که زندگی زودگذر دنیا را با سرای جاویدان آخرت مبادله می‌کنند، در راه خدا بجنگند. و هر که در راه خدا بجنگد و کشته شود، یا بر دشمن پیروز گردد، پس پاداش بزرگی به او خواهیم داد.///پس آنان که زندگى دنیا را داده‌اند و آخرت را خریده‌اند باید که در راه خدا بجنگند. و هر که در راه خدا بجنگد، چه کشته شود چه پیروز گردد، مزدى بزرگ به او خواهیم داد.///پس کسانى که زندگى دنیا را به آخرت مى‌فروشند، باید در راه خدا جنگ کنند و هر که در راه خدا بجنگد و کشته یا پیروز شود، به زودى به او پاداش بزرگى خواهیم داد///پس، باید کسانى که زندگى دنیا را به آخرت سودا مى‌کنند در راه خدا بجنگند؛ و هر کس در راه خدا بجنگد و کشته یا پیروز شود، به زودى پاداشى بزرگ به او خواهیم داد.///آرى، کسانى باید در راه خدا نبرد کنند که زندگى دنیا را به آخرت مى‌فروشند و کسى که در راه خدا مى‌جنگد، چه کشته شود و چه پیروز گردد، به زودى پاداشى بزرگ به او خواهیم داد.///پس کسانی باید در راه خدا جهاد کنند که (دست از جان شسته‌اند و) زندگی این جهان را به آن جهان می‌فروشند. و هر کس در راه خدا جهاد کند و کشته شود یا فاتح گردد، زود باشد که او را اجری عظیم دهیم.///و کسانی که زندگانی دنیا را به آخرت فروخته‌اند، باید در راه خدا کارزار کنند، و هرکس که در راه خدا کارزار کند و کشته یا پیروز شود، به زودی به او پاداشی عظیم می‌بخشیم‌///کسانی که زندگی دنیا را به آخرت فروخته‌اند، باید در راه خدا پیکار کنند! و آن کس که در راه خدا پیکار کند، و کشته شود یا پیروز گردد، پاداش بزرگی به او خواهیم داد.///پس باید نبرد کند در راه خدا آنان را که می‌فروشند زندگانی دنیا را به آخرت و کسی که پیکار کند در راه خدا پس کشته شود یا پیروز گردد بزودی دهیمش پاداشی گران‌///پس باید کسانی که زندگی دنیا را به (زندگی) آخرت سودا می‌کنند در راه خدا کشتار کنند و هر کس در راه خدا کشتار کند، پس کشته یا پیروز شود، در آینده پاداشی بزرگ به او خواهیم داد. quran_en_fa And why should ye not fight in the cause of Allah and of those who, being weak, are ill-treated (and oppressed)?- Men, women, and children, whose cry is: "Our Lord! Rescue us from this town, whose people are oppressors; and raise for us from Thee one who will protect; and raise for us from Thee one who will help!" شما را چه شده که در راه خدا و [رهایی] مردان و زنان و کودکان مستضعف [ی که ستمکاران هر گونه راه چاره را بر آنان بسته‌اند] نمی‌جنگید؟ آن مستضعفانی که همواره می‌گویند: پروردگارا! ما را از این شهری که اهلش ستمکارند، بیرون ببر و از سوی خود، سرپرستی برای ما بگمار و از جانب خود برای ما یاوری قرار ده.///شما را چه شده که در راه خدا و [رهایی] مردان و زنان و کودکان مستضعف [ی که ستمکاران هر گونه راه چاره را بر آنان بسته‌اند] نمی‌جنگید؟ آن مستضعفانی که همواره می‌گویند: پروردگارا! ما را از این شهری که اهلش ستمکارند، بیرون ببر و از سوی خود، سرپرستی برای ما بگمار و از جانب خود برای ما یاوری قرار ده.///چرا در راه خدا و به خاطر مردان و زنان و کودکان ناتوانى که مى‌گویند: اى پروردگار ما، ما را از این قریه ستمکاران بیرون آر و از جانب خود یار و مددکارى قرار ده، نمى‌جنگید؟///و چرا در راه خدا و [نجات‌] مردان و زنان و کودکانى که زبون شمرده شده‌اند نمى‌جنگید؟ همانان که مى‌گویند: پروردگارا! ما را از این شهرى که اهلش ستمکارند بیرون ببر و از جانب خود براى ما سرپرستى بگمار و از جانب خود براى ما یاورى قرار ده///و چرا شما در راه خدا [و در راه نجات‌] مردان و زنان و کودکان مستضعف نمى‌جنگید؟ همانان که مى‌گویند: «پروردگارا، ما را از این شهرى که مردمش ستم‌پیشه‌اند بیرون ببر، و از جانب خود براى ما سرپرستى قرار ده، و از نزد خویش یاورى براى ما تعیین فرما.»///چرا در راه خدا و [براى رهایى] مردان و زنان و کودکان مستضعف نمى‌جنگید؟ همان کسانی که مى‌گویند: «پروردگارا! ما را از این شهرى که مردمش ستمگرند، بیرون بر و از جانب خود رهبر و سرپرستى براى ما قرار ده، و از سوى خودت، یاورى براى ما تعیین فرما!»///چرا در راه خدا جهاد نمی‌کنید و در راه (آزادی) جمعی ناتوان از مرد و زن و کودک که (در مکه اسیر ظلم کفارند و) دائم می‌گویند: بار خدایا، ما را از این شهری که مردمش ستمکارند بیرون آر و از جانب خود برای ما (بیچارگان) نگهدار و یاوری فرست.///و چرا در راه خدا و در راه [آزادسازی‌] مردان و زنان و کودکان مستضعف -که می‌گویند پروردگارا ما را از این شهری که اهلش ستمگرند خارج فرما و از سوی خویش برای ما یاری و یاوری بگمارکارزار نکنید؟///چرا در راه خدا، و (در راه) مردان و زنان و کودکانی که (به دست ستمگران) تضعیف شده‌اند، پیکار نمی‌کنید؟! همان افراد (ستمدیده‌ای) که می‌گویند: «پروردگارا! ما را از این شهر (مکه)، که اهلش ستمگرند، بیرون ببر! و از طرف خود، برای ما سرپرستی قرار ده! و از جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما!///و چیست شما را که پیکار نمی‌کنید در راه خدا و ناتوانان از مردان و زنان و کودکانی که گویند پروردگارا برون کن ما را از این شهری که ستمگرند مردمش و قرار ده برای ما از نزد خود سرپرستی و قرار ده برای ما از نزد خود یاوری‌///و چیست شما را (که) در راه خدا و (در راه نجات) مستضعفان (اعم) از زنان و مردان و فرزندان کوچکتان، کشتار نمی‌کنید؟ همانان که می‌گویند: «پروردگارمان! ما را از این شهری که مردمش ستم‌پیشه‌اند، بیرون بر و از جانب خود برایمان سرپرستی قرار ده و از نزد خویش یاوری برایمان تعیین فرما.» quran_en_fa Those who believe fight in the cause of Allah, and those who reject Faith Fight in the cause of Evil: So fight ye against the friends of Satan: feeble indeed is the cunning of Satan. آنان که ایمان آورده‌اند، در راه خدا می‌جنگند؛ و کسانی که کافر شده‌اند، در راه طاغوت می‌جنگند. پس شما با یاران شیطان بجنگید، که یقینا نیرنگ و توطئه شیطان [در برابر اراده خدا و پایداری شما] سست و بی پایه است.///آنان که ایمان آورده‌اند، در راه خدا می‌جنگند؛ و کسانی که کافر شده‌اند، در راه طاغوت می‌جنگند. پس شما با یاران شیطان بجنگید، که یقینا نیرنگ و توطئه شیطان [در برابر اراده خدا و پایداری شما] سست و بی پایه است.///آنان که ایمان آورده‌اند، در راه خدا مى‌جنگند، و آنان که کافر شده‌اند در راه شیطان. پس با هواداران شیطان قتال کنید که مکر شیطان ناچیز است.///آنها که ایمان آوردند در راه خدا پیکار مى‌کنند و آنها که کافر شدند در راه طاغوت مى‌جنگند پس با یاران شیطان بجنگید که قطعا نیرنگ شیطان سست و ضعیف است///کسانى که ایمان آورده‌اند، در راه خدا کارزار مى‌کنند. و کسانى که کافر شده‌اند، در راه طاغوت مى‌جنگند. پس با یاران شیطان بجنگید که نیرنگ شیطان [در نهایت‌] ضعیف است.///کسانى که ایمان آورده‌اند، در راه خدا جهاد مى‌کنند و کسانى که کافر شده‌اند، در راه طاغوت مى‌جنگند. پس با دوستان و یاران شیطان پیکار کنید [و بیم نداشته باشید،] زیرا نیرنگ شیطان سست و ضعیف است.///اهل ایمان در راه خدا، و کافران در راه طاغوت (شیطان) جهاد می‌کنند، پس (شما مؤمنان) با دوستان شیطان بجنگید (و از آنها بیم و اندیشه مکنید) که مکر و سیاست شیطان بسیار سست و ضعیف است.///مؤمنان در راه خدا کارزار می‌کنند و کافران در راه طاغوت، آری با دوستداران شیطان بجنگید که نیرنگ شیطان [در نهایت‌] ضعیف است‌///کسانی که ایمان دارند، در راه خدا پیکار می‌کنند؛ و آنها که کافرند، در راه طاغوت [= بت و افراد طغیانگر]. پس شما با یاران شیطان، پیکار کنید! (و از آنها نهراسید!) زیرا که نقشه شیطان، (همانند قدرتش) ضعیف است.///آنان که ایمان آورده پیکار کنند در راه خدا و آنان که کفر ورزیده‌اند پیکار کنند در راه ستمگر پس پیکار کنید با یاران شیطان همانا نیرنگ شیطان است ناتوان‌///کسانی که ایمان آوردند، در راه خدا کشتار می‌کنند و کسانی که کافر شدند، در راه طغیانگران کشتار می‌کنند. پس با یاران و پیروان شیطان کشتار کنید (که) نیرنگ شیطان بی‌گمان ضعیف بوده است. quran_en_fa Hast thou not turned Thy vision to those who were told to hold back their hands (from fight) but establish regular prayers and spend in regular charity? When (at length) the order for fighting was issued to them, behold! a section of them feared men as - or even more than - they should have feared Allah: They said: "Our Lord! Why hast Thou ordered us to fight? Wouldst Thou not Grant us respite to our (natural) term, near (enough)?" Say: "Short is the enjoyment of this world: the Hereafter is the best for those who do right: Never will ye be dealt with unjustly in the very least! آیا ندیدی کسانی را که [پیش از اعلام حکم جهاد] به آنان گفته شد: [چون زمینه جنگ فراهم نیست] دست از جنگ بازدارید و [در این شرایط] نماز را بر پا دارید، و زکات بپردازید. ولی هنگامی که جنگ بر آنان لازم و مقرر شد، ناگاه گروهی از آنان مانند ترس از [عقوبت] خدا یا ترسی سخت‌تر از آن از مردم [مشرک] ترسیدند و گفتند: پروردگارا! چرا جنگ را بر ما لازم و مقرر کردی؟ و چرا ما را تا زمانی نزدیک [که زمان مرگ طبیعی است] مهلت ندادی؟ بگو: متاع دنیا اندک، و آخرت برای آنان که تقوا ورزیده‌اند بهتر است؛ و به اندازه رشته میان هسته خرما مورد ستم قرار نمی‌گیرند.///آیا ندیدی کسانی را که [پیش از اعلام حکم جهاد] به آنان گفته شد: [چون زمینه جنگ فراهم نیست] دست از جنگ بازدارید و [در این شرایط] نماز را بر پا دارید، و زکات بپردازید. ولی هنگامی که جنگ بر آنان لازم و مقرر شد، ناگاه گروهی از آنان مانند ترس از [عقوبت] خدا یا ترسی سخت‌تر از آن از مردم [مشرک] ترسیدند و گفتند: پروردگارا! چرا جنگ را بر ما لازم و مقرر کردی؟ و چرا ما را تا زمانی نزدیک [که زمان مرگ طبیعی است] مهلت ندادی؟ بگو: متاع دنیا اندک، و آخرت برای آنان که تقوا ورزیده‌اند بهتر است؛ و به اندازه رشته میان هسته خرما مورد ستم قرار نمی‌گیرند.///آیا ندیدى کسانى را که به آنها گفته شد که اکنون از جنگ بازایستید و نماز بخوانید و زکات بدهید، که چون جنگیدن بر آنان مقرر شد، گروهى چنان از مردم ترسیدند که باید از خدا مى‌ترسیدند؟ حتى ترسى بیشتر از ترس خدا. و گفتند: اى پروردگار ما، چرا جنگ را بر ما واجب کرده‌اى و ما را مهلت نمى‌دهى تا به مرگ خود -که نزدیک است- بمیریم؟ بگو: متاع اینجهانى اندک است و آخرت از آن پرهیزگاران است و به شما حتى به قدر رشته‌اى که در میان هسته خرماست ستم نمى شود.///آیا ندیدى کسانى را که به آنان گفته شد: [فعلا] دست از جنگ بدارید و نماز برپا دارید و زکات بدهید، ولى وقتى که کارزار بر آنها مقرر شد، به ناگاه گروهى از آنها از مردم (مشرک) مى‌ترسیدند مانند ترسیدن از خدا یا بالاتر از آن، و گفتند: پروردگارا! چرا بر ما جن///آیا ندیدى کسانى را که به آنان گفته شد: «[فعلا] دست [از جنگ‌] بدارید، و نماز را برپا کنید و زکات بدهید»، و [لى‌] همین که کارزار بر آنان مقرر شد، بناگاه گروهى از آنان از مردم [=مشرکان مکه‌] ترسیدند مانند ترس از خدا یا ترسى سخت‌تر. و گفتند: «پروردگارا، چرا بر ما کارزار مقرر داشتى؟ چرا ما را تا مدتى کوتاه مهلت ندادى؟» بگو: «برخوردارى [از این‌] دنیا اندک، و براى کسى که تقوا پیشه کرده، آخرت بهتر است، و [در آنجا] به قدر نخ هسته خرمایى بر شما ستم نخواهد رفت.»///آیا نمى‌نگرى به کسانى که [پیش از هجرت، هنگامی که] به آنان گفته شد: «[اکنون از مبارزه] دست نگه‌دارید و نماز به پا دارید و زکات بپردازید.» [از این دستور ناراحت بودند]، ولى چون [در مدینه] فرمان جهاد به آنان داده شد، گروهى از آنان از مردم [مشرک مکه] چنان مى‌ترسیدند که گویا از خدا مى‌ترسند، بلکه بیشتر. و گفتند: «پروردگارا! چرا جنگ را بر ما واجب کردى؟ چرا ما را تا مدتی کوتاه مهلت ندادى؟» بگو: «بهره دنیا اندک و ناچیز است و براى کسى که تقوا پیشه کند، آخرت بهتر است. و کمترین ستمى به شما نخواهد شد.»///آیا نمی‌نگری به حال مردمی که (گفتند: به ما اجازه جنگ ده و) به آنها گفته شد: اکنون از جنگ خودداری کرده، به نماز و زکات قیام کنید؛ پس آن‌گاه که بر آنها حکم جهاد آمد در آن هنگام گروهی از آنان به همان اندازه که باید از خدا ترسند یا بیش از آن، از مردم ترسیدند و گفتند: ای خدا، چرا بر ما حکم جنگ را فرض کردی؟ چرا عمر ما را تا اجل نزدیک طبیعی به تأخیر نیفکندی؟ بگو: زندگانی دنیا متاعی اندک است و جهان آخرت برای هر کس که خداترس باشد بهتر از دنیاست، و (در آنجا) کمترین ستمی به شما نخواهد شد.///آیا داستان کسانی را که به آنان گفته شد [عجالتا] دست از جهاد نگه دارید و نماز را برپا دارید و زکات بپردازید ندانسته‌ای؟ که چون بر آنان جهاد مقرر گشت، آنگاه گروهی از آنان از مردم [مشرکان مکه‌] چنان می‌ترسیدند که باید از خداوند ترسید، یا حتی از آن شدیدتر، و [در دل‌] می‌گفتند پروردگارا چرا بر ما جهاد را مقرر داشتی، کاش ما را تا زمانی نزدیک واپس می‌داشتی، بگو بهره دنیا ناچیز است و برای کسی که تقوا پیشه کند آخرت بهتر است، و بر شما به اندازه ذره ناچیزی هم ستم نخواهد رفت‌///آیا ندیدی کسانی را که (در مکه) به آنها گفته شد: «فعلا) دست از جهاد بدارید! و نماز را برپا کنید! و زکات بپردازید!» (اما آنها از این دستور، ناراحت بودند)، ولی هنگامی که (در مدینه) فرمان جهاد به آنها داده شد، جمعی از آنان، از مردم می‌ترسیدند، همان گونه که از خدا می‌ترسند، بلکه بیشتر! و گفتند: «پروردگارا! چرا جهاد را بر ما مقرر داشتی؟! چرا این فرمان را تا زمان نزدیکی تأخیر نینداختی؟!» به آنها بگو: «سرمایه زندگی دنیا، ناچیز است! و سرای آخرت، برای کسی که پرهیزگار باشد، بهتر است! و به اندازه رشته شکاف هسته خرمایی، به شما ستم نخواهد شد!///آیا ننگریستی بدانان که بدیشان گفته شد بازدارید دستهای خود را و بپای دارید نماز را و بدهید زکات را تا گاهی که بر ایشان جنگ نوشته شد ناگهان گروهی از ایشان ترسند مردم را مانند ترسیدن خدا یا سخت‌تر و گفتند پروردگارا چرا جنگ بر ما نوشتی کاش ما را مهلت می‌دادی تا سرآمدی نزدیک بگو کامیابی دنیااست اندک و آخرت بهتر است برای آنکه پرهیزکاری کند و ستم بر شما نشود به مقدار تاری که در هسته خرما است‌///آیا ندیدی کسانی را که به آنان گفته شد: «دست (از جنگ) بدارید و نماز را بر پا دارید و زکات را بدهید.» پس چون کشتار بر آنان نوشته شد، ناگاه گروهی از آنان از مردمان می‌ترسند - مانند ترس از خدا یا ترسی سخت‌تر - و گفتند: «پروردگارمان! چرا بر ما آن کشتار را برنبشتی‌؟ چرا تا مدتی کوتاه مهلتمان ندادی‌؟» بگو: «برخورداری (‌تان از) دنیا کم (است)، و برای کسی که تقوا پیشه کرده، آخرت بهتر است و (در آنجا) به قدر نخک هسته‌ی خرمایی (هم) بر شما ستم نخواهد رفت.» quran_en_fa "Wherever ye are, death will find you out, even if ye are in towers built up strong and high!" If some good befalls them, they say, "This is from Allah"; but if evil, they say, "This is from thee" (O Prophet). Say: "All things are from Allah." But what hath come to these people, that they fail to understand a single fact? هر کجا باشید هر چند در قلعه‌های مرتفع و استوار، مرگ شما را درمی یابد. و اگر خیری [چون پیروزی و غنیمت] به آنان [که سست ایمان و منافق اند] برسد، می‌گویند: این از سوی خداست. و اگر سختی وحادثه‌ای [چون بیماری، تنگدستی، شکست وناکامی] به آنان رسد [به پیامبر اسلام] می‌گویند: از ناحیه توست. بگو: همه اینها از سوی خداست. این گروه را چه شده که نمی‌خواهند [معارف الهیه وحقایق را] بفهمند؟!///هر کجا باشید هر چند در قلعه‌های مرتفع و استوار، مرگ شما را درمی یابد. و اگر خیری [چون پیروزی و غنیمت] به آنان [که سست ایمان و منافق اند] برسد، می‌گویند: این از سوی خداست. و اگر سختی وحادثه‌ای [چون بیماری، تنگدستی، شکست وناکامی] به آنان رسد [به پیامبر اسلام] می‌گویند: از ناحیه توست. بگو: همه اینها از سوی خداست. این گروه را چه شده که نمی‌خواهند [معارف الهیه وحقایق را] بفهمند؟!///هر جا که باشید ولو در حصارهاى سخت استوار، مرگ شما را درمى یابد. و اگر خیرى به آنها رسد مى‌گویند که از جانب خدا بود و اگر شرى به آنها رسد مى‌گویند که از جانب تو بود. بگو: همه از جانب خداست. چه بر سر این قوم آمده است که هیچ سخنى را نمى‌فهمند؟///هر کجا باشید مرگ شما را در خواهد یافت، هر چند در برج‌هاى مستحکم باشید. و اگر خیرى به آنها رسد گویند: این از جانب خداست، و اگر شکست و بدى به آنها رسد گویند: این از جانب توست. بگو: همه از جانب خداوند است. [آخر] این قوم را چه شده است که نمى‌خواهند سخنى///هر کجا باشید، شما را مرگ درمى‌یابد؛ هر چند در برجهاى استوار باشید. و اگر [پیشامد] خوبى به آنان برسد، مى‌گویند: «این از جانب خداست»؛ و چون صدمه‌اى به ایشان برسد، مى‌گویند: «این از طرف توست.» بگو: «همه از جانب خداست.» [آخر] این قوم را چه شده است که نمى‌خواهند سخنى را [درست‌] دریابند؟///هر جا باشید، مرگ شما را درمى‌یابد، هر چند در دژهاى محکم باشید. و اگر به آنان [که منافقند،] نیکى و پیروزى برسد، مى‌گویند: «این از سوى خداست.» و اگر بدى [و شکستى] به ایشان برسد، مى‌گویند: «این از جانب توست.» بگو: «همه از جانب خداست.» پس چرا این گروه حاضر نیستند سخنى را درک کنند؟!///هر کجا باشید اگر چه در کاخهای بسیار محکم، شما را مرگ فرا رسد. و آنان را اگر خوشی و نعمتی فرا رسد گویند: این از جانب خداست، و اگر زحمتی پیش آید گویند: این از جانب توست! بگو: همه از جانب خدا است. چرا این قوم (جاهل) از فهم هر سخن دورند؟!///هر جا که باشید -ولو در دژهای استوار سر به فلک کشیدهمرگ شما را فراخواهد گرفت، و چون به ایشان خیری برسد می‌گویند این از سوی خداوند است، و اگر شری به ایشان برسد می‌گویند این از سوی توست، بگو همه از سوی خداوند است، این گروه را چه می‌شود که به نظر نمی‌رسد سخنی دریابند///هر جا باشید، مرگ شما را درمی‌یابد؛ هر چند در برجهای محکم باشید! و اگر به آنها [= منافقان‌] حسنه (و پیروزی) برسد، می‌گویند: «این، از ناحیه خداست.» و اگر سیئه (و شکستی) برسد، می‌گویند: «این، از ناحیه توست.» بگو: «همه اینها از ناحیه خداست.» پس چرا این گروه حاضر نیستند سخنی را درک کنند؟!///هرجا باشید دریابد شما را مرگ و اگرچه در دژهای استوار باشید و اگر بدیشان رسد خوشی گویند این از نزد خدا است و اگر بدی بدیشان رسد گویند این از نزد تو است بگو همه از نزد خدا است پس چه شود این گروه را نزدیک نیستند دریابند سخنی را///هر کجا باشید، شما را مرگ در می‌یابد، هر چند در برج‌های استواری باشید. و اگر (پیشامد) خوبی به آنان در رسد، گویند: «این از جانب خداست‌» و چون صدمه‌ای به ایشان رسد، گویند: «این از جانب تو است.» بگو: «همه از جانب خداست.» (آخر) این گروه را چه شده است که نزدیک (به این حقیقت) نیستند، (که) سخنی یا هر حادثه‌ای را با دقت بررسند؟ quran_en_fa Whatever good, (O man!) happens to thee, is from Allah; but whatever evil happens to thee, is from thy (own) soul. and We have sent thee as a messenger to (instruct) mankind. And enough is Allah for a witness. [ای انسان!] آنچه از نیکی به تو رسد، از سوی خداست و آنچه از بدی به تو رسد، از سوی خود توست. و [ای پیامبر! از نیکی هایی که از سوی ماست اینکه] تو را برای مردم به پیامبری فرستادیم، و گواه بودن خدا [بر پیامبری تو] کافی است.///[ای انسان!] آنچه از نیکی به تو رسد، از سوی خداست و آنچه از بدی به تو رسد، از سوی خود توست. و [ای پیامبر! از نیکی هایی که از سوی ماست اینکه] تو را برای مردم به پیامبری فرستادیم، و گواه بودن خدا [بر پیامبری تو] کافی است.///هر خیرى که به تو رسد از جانب خداست و هر شرى که به تو رسد از جانب خود تو است. تو را به رسالت به سوى مردم فرستادیم و خدا به شهادت کافى است.///هر خیرى به تو رسد از جانب خداست و هر بدى به تو رسد از خود توست، و تو را به عنوان پیامبر براى مردم فرستادیم، و این بس که خداوند گواه است///هر چه از خوبیها به تو مى‌رسد از جانب خداست؛ و آنچه از بدى به تو مى‌رسد از خود توست؛ و تو را به پیامبرى، براى مردم فرستادیم، و گواه بودن خدا بس است.///[اى انسان!] هر نیکى به تو برسد، از خداست و هر بدى به تو برسد، از خود توست. و [اى پیامبر!] ما تو را براى مردم به رسالت فرستادیم و گواهى خدا [در این باره] کافى است.///هر چه از انواع نیکویی به تو رسد از جانب خداست و هر بدی رسد از خود توست، و ما تو را به رسالت برای مردم فرستادیم، و تنها گواهی خدا کافی است.///هر خیری که به تو برسد از سوی خداوند است و هر شری که به تو برسد از خود توست، و تو را به پیامبری برای مردمان فرستاده‌ایم و خداوند گواهی را کافی است‌///(آری،) آنچه از نیکیها به تو می‌رسد، از طرف خداست؛ و آنچه از بدی به تو می‌رسد، از سوی خود توست. و ما تو را رسول برای مردم فرستادیم؛ و گواهی خدا در این باره، کافی است!///آنچه تو را از نکوئی رسد همانا از نزد خدا است و آنچه رسدت از بدی از خویشتن است و فرستادیم تو را برای مردم پیمبری و بس است خداوند گواه‌///هر چه از خوبی به تو رسد از خداست و آنچه از بدی به تو رسد، از تو است. و تو [: محمد] را به پیامبری، برای مردم فرستادیم و گواه بودن خدا کافی است. quran_en_fa He who obeys the Messenger, obeys Allah: But if any turn away, We have not sent thee to watch over their (evil deeds). هر که از پیامبر اطاعت کند، در حقیقت از خدا اطاعت کرده و هر که روی برتابد [حسابش با ماست.] ما تو را بر آنان نگهبان [اعمالشان که به طور اجبار از فسق و فجور حفظشان کنی] نفرستادیم.///هر که از پیامبر اطاعت کند، در حقیقت از خدا اطاعت کرده و هر که روی برتابد [حسابش با ماست.] ما تو را بر آنان نگهبان [اعمالشان که به طور اجبار از فسق و فجور حفظشان کنی] نفرستادیم.///هر که از پیامبر اطاعت کند، از خدا اطاعت کرده است. و آنان که سرباز زنند، پس ما تو را به نگهبانى آنها نفرستاده‌ایم.///هر که پیامبر را اطاعت کند در حقیقت خدا را اطاعت کرده، و هر که پشت کند [بدان که‌] ما تو را بر آنان نگهبان نفرستاده‌ایم///هر کس از پیامبر فرمان برد، در حقیقت، خدا را فرمان برده؛ و هر کس رویگردان شود، ما تو را بر ایشان نگهبان نفرستاده‌ایم.///هر کس از پیامبر اطاعت کند، بى‌شک خداوند را اطاعت کرده است. و هر که روی گرداند و سر باز زند، ما تو را بر او نگهبان نفرستاده‌ایم [و تو در برابر او، مسئول نیستى].///هر که رسول را اطاعت کند خدا را اطاعت کرده، و هر که مخالفت کند (کیفر مخالفتش با خداست و) ما تو را به نگهبانی آنها نفرستاده‌ایم.///هرکس از پیامبر اطاعت کند در حقیقت از خداوند اطاعت کرده است، و هرکس سر پیچد [بدان‌] که تو را نگهبان ایشان نفرستاده‌ایم‌///کسی که از پیامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده؛ و کسی که سرباز زند، تو را نگهبان (و مراقب) او نفرستادیم (و در برابر او، مسؤول نیستی).///آن کس که اطاعت پیمبر کند خدا را اطاعت کرده است و آن کس که پشت کند همانا نفرستادیمت بر ایشان نگهبان‌///هر که از پیامبر فرمان برد، بی‌گمان، از خدا فرمان برده و هر کس (از او) رویگردان شود، ما تو را بر ایشان به نگهبانی نفرستاده‌ایم. quran_en_fa They have "Obedience" on their lips; but when they leave thee, a section of them Meditate all night on things very different from what thou tellest them. But Allah records their nightly (plots): So keep clear of them, and put thy trust in Allah, and enough is Allah as a disposer of affairs. و [آنان در محضر تو] می‌گویند: ما مطیع و فرمانبرداریم، ولی هنگامی که از نزد تو بیرون می‌روند، گروهی از آنان در شب نشینی‌های مخفیانه خود بر خلاف آنچه تو می‌گویی، [و غیر آنچه در حضورت می‌گفتند] تدبیر می‌کنند. خدا آنچه را که در شب نشینی‌های مخفیانه تدبیر می‌کنند [در پرونده اعمالشان] می‌نویسد. بنابراین از آنان روی برتاب، و بر خدا توکل کن؛ و کارساز بودن خدا [نسبت به امور بندگان] کافی است.///و [آنان در محضر تو] می‌گویند: ما مطیع و فرمانبرداریم، ولی هنگامی که از نزد تو بیرون می‌روند، گروهی از آنان در شب نشینی‌های مخفیانه خود بر خلاف آنچه تو می‌گویی، [و غیر آنچه در حضورت می‌گفتند] تدبیر می‌کنند. خدا آنچه را که در شب نشینی‌های مخفیانه تدبیر می‌کنند [در پرونده اعمالشان] می‌نویسد. بنابراین از آنان روی برتاب، و بر خدا توکل کن؛ و کارساز بودن خدا [نسبت به امور بندگان] کافی است.///مى‌گویند: فرمانبرداریم. و چون از نزد تو بیرون شوند گروهى از ایشان به شب خلاف آنچه تو مى‌گویى اندیشه‌اى در دل مى‌پرورند. و خدا آنچه را شب در خاطر گرفته‌اند مى‌نویسد. پس، از ایشان اعراض کن و بر خداى توکل کن که او کارسازى را کافى است.///و [در حضور تو] مى‌گویند: فرمانبرداریم! ولى چون از نزد تو بیرون روند، جمعى از آنها شبانه، غیر از آنچه تو مى‌گویى در سر مى‌پرورند، و خداوند آنچه را شبانه در سر مى‌پرورند مى‌نویسد. پس، از آنها روى بگردان و بر خدا توکل کن که پشتیبانى خدا کافى است///و مى‌گویند: فرمانبرداریم، ولى چون از نزد تو بیرون مى‌روند، جمعى از آنان شبانه، جز آنچه تو مى‌گویى تدبیر مى‌کنند. و خدا آنچه را که شبانه در سر مى‌پرورند، مى‌نگارد. پس، از ایشان روى برتاب و بر خدا توکل کن، و خدا بس کارساز است.///[منافقان، در حضور تو] مى‌گویند: «فرمانبرداریم!» اما هنگامى که از نزد تو بیرون مى‌روند، گروهى از آنان در جلسات شبانه، بر خلاف گفته‌ى تو [می‌گویند و] اندیشه مى‌کنند؛ ولى خداوند، آنچه را در این جلسات مى‌گذرد، ثبت می‌کند. پس از آنها روى گردان و بر خداوند توکل کن، و کافى است که خداوند، پشتیبان تو باشد.///و (منافقان، روز) نزد تو به زبان اظهار فرمانبرداری کنند و چون از حضور تو دور شوند شبانه گروهی خلاف گفته تو را در دل گیرند، و خدا اندیشه شبانه آنها را خواهد نوشت. پس (ای پیغمبر) از آنها روی بگردان و به خدا اعتماد کن، که تنها خدا تو را نگهبان کافی است.///می‌گویند سمعا و طاعة، ولی چون از نزد تو بیرون می‌روند، گروهی از آنان شبانه چیزی جز آنچه تو گفته‌ای می‌سگالند و خداوند سگالش شبانه‌شان را می‌نویسد، پس از آنان روی بگردان و بر خداوند توکل کن و خداوند کارسازی را کافی است‌///آنها در حضور تو می‌گویند: «فرمانبرداریم»؛ اما هنگامی که از نزد تو بیرون می‌روند، جمعی از آنان بر خلاف گفته‌های تو، جلسات سری شبانه تشکیل می‌دهند؛ آنچه را در این جلسات می‌گویند، خداوند می‌نویسد. اعتنایی به آنها نکن! (و از نقشه‌های آنان وحشت نداشته باش!) و بر خدا توکل کن! کافی است که او یار و مدافع تو باشد.///گویند اطاعت ولی گاهی که برون روند از نزد تو درون پرورانند گروهی از ایشان غیر آنچه را که گویند و خدا می‌نویسد آنچه را نهان می‌دارند پس روی گردان از ایشان و توکل کن بر خدا و بس است خداوند وکیل‌///و می‌گویند: «اطاعت (می‌کنیم).» سپس هنگامی که از نزد تو بیرون می‌روند، گروهی از آنان شبانه و پنهانی، غیر از آنچه تو می‌گویی برنامه‌ریزی می‌کنند، و خدا آنچه را که پنهانی در شب برنامه‌ریزی می‌کنند ثبت می‌کند. پس از ایشان روی برتاب و بر خدا توکل کن و کارسازی خدا بس است. quran_en_fa Do they not consider the Qur'an (with care)? Had it been from other Than Allah, they would surely have found therein Much discrepancy. آیا به قرآن [عمیقا] نمی‌اندیشند؟ چنانچه از سوی غیر خدا بود، همانا در آن اختلاف و ناهمگونی بسیاری می‌یافتند.///آیا به قرآن [عمیقا] نمی‌اندیشند؟ چنانچه از سوی غیر خدا بود، همانا در آن اختلاف و ناهمگونی بسیاری می‌یافتند.///آیا در قرآن نمى‌اندیشند؟ هرگاه از سوى دیگرى جز خدا مى‌بود در آن اختلافى بسیار مى‌یافتند.///آیا در قرآن تدبر نمى‌کنند؟ اگر از جانب غیر خدا بود قطعا در آن اختلاف فراوان مى‌یافتند///آیا در [معانى‌] قرآن نمى‌اندیشند؟ اگر از جانب غیر خدا بود قطعا در آن اختلاف بسیارى مى‌یافتند.///آیا در قرآن نمى‌اندیشند؟ در حالى که اگر از سوى غیر خدا بود، قطعا اختلاف بسیارى در آن مى‌یافتند.///آیا در قرآن از روی فکر و تأمل نمی‌نگرند؟ و اگر از جانب غیر خدا بود در آن اختلافی بسیار می‌یافتند.///آیا در [معانی‌] قرآن نمی‌اندیشند؟ و اگر از نزد کسی غیر از خدا بود، در آن اختلاف بسیار می‌یافتند///آیا درباره قرآن نمی‌اندیشند؟! اگر از سوی غیر خدا بود، اختلاف فراوانی در آن می‌یافتند.///آیا تدبر (بررسی) نمی‌کنند قرآن را و اگر می‌بود از نزد غیر از خدا همانا می‌یافتند در آن اختلافی بسیار///پس آیا در قرآن تدبر نمی‌کنند و اگر (بر فرض محال، قرآن) از نزد غیر خدا بود همواره در آن اختلاف بسیاری می‌یافتند. quran_en_fa When there comes to them some matter touching (Public) safety or fear, they divulge it. If they had only referred it to the Messenger, or to those charged with authority among them, the proper investigators would have Tested it from them (direct). Were it not for the Grace and Mercy of Allah unto you, all but a few of you would have fallen into the clutches of Satan. و هنگامی که خبری از ایمنی و ترس [چون پیروزی و شکست] به آنان [که مردمی سست ایمان اند] رسد، [بدون بررسی در درستی و نادرستی اش] آن را منتشر می‌کنند، و [در صورتی که] اگر آن خبر را به پیامبر و اولیای امورشان [که به سبب بینش و بصیرت دارای قدرت تشخیص و اهل تحقیق اند] ارجاع می‌دادند، درستی و نادرستی اش را در می‌یافتند؛ [چنانچه به مصلحت جامعه بود، انتشارش را اجازه می‌دادند و اگر نبود، از انتشارش منع می‌کردند] و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، یقینا همه شما جز اندکی، از شیطان پیروی می‌کردید.///و هنگامی که خبری از ایمنی و ترس [چون پیروزی و شکست] به آنان [که مردمی سست ایمان اند] رسد، [بدون بررسی در درستی و نادرستی اش] آن را منتشر می‌کنند، و [در صورتی که] اگر آن خبر را به پیامبر و اولیای امورشان [که به سبب بینش و بصیرت دارای قدرت تشخیص و اهل تحقیق اند] ارجاع می‌دادند، درستی و نادرستی اش را در می‌یافتند؛ [چنانچه به مصلحت جامعه بود، انتشارش را اجازه می‌دادند و اگر نبود، از انتشارش منع می‌کردند] و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، یقینا همه شما جز اندکی، از شیطان پیروی می‌کردید.///و چون خبرى، چه ایمنى و چه ترس به آنها رسد، آن را در همه جا فاش مى‌کنند. و حال آنکه اگر در آن به پیامبر و اولوالامرشان رجوع مى‌کردند، حقیقت امر را از آنان درمى‌یافتند. و اگر فضل و رحمت خدا نبود، جز اندکى، همگان از شیطان پیروى مى‌کردید.///و چون به آنان خبرى از امن یا ناامنى برسد آن را پخش مى‌کنند، و حال آن که اگر آن را به پیامبر و اولیاى امر خود ارجاع مى‌دادند قطعا کسانى از آنان که مى‌توانند آن را استنباط کنند [صدق و کذب‌] آن را مى‌فهمیدند، و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود مسلما جز شم///و چون خبرى [حاکى‌] از ایمنى یا وحشت به آنان برسد، انتشارش دهند؛ و اگر آن را به پیامبر و اولیاى امر خود ارجاع کنند، قطعا از میان آنان کسانى‌اند که [مى‌توانند درست و نادرست‌] آن را دریابند، و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود، مسلما جز [شمار] اندکى، از شیطان پیروى مى‌کردید.///و هنگامى که خبرى امیدبخش [از پیروزی] یا نگران‌کننده [از شکست]، به آنان برسد، [بدون تحقیق،] آن را پخش مى‌کنند، در حالى که اگر درباره‌ی آن خبر، به پیامبر و اولیاى امر خود مراجعه می‌کردند، کسانی از آنان که قدرت تشخیص دارند، [حقیقت امر را از آنان] درمى‌یافتند. و اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود، به جز اندکى، همگى از شیطان پیروى مى‌کردید.///و (منافقان) چون امری به آنان برسد که باعث ایمنی یا ترس (مسلمین) است (و باید پنهان داشت) آن را منتشر می‌سازند، در صورتی که اگر آن را به رسول و به صاحبان حکم که از خودشان هستند گزارش می‌دادند همانا آنان که اهل بصیرتند در آن واقعه صلاح‌اندیشی می‌کردند. و اگر نه این بود که فضل خدا شامل حال شماست، همانا به جز اندکی همه شیطان را پیروی می‌کردید.///و چون به ایشان خبری که مایه آرامش یا نگرانی است برسد، آن را فاش می‌سازند، حال آنکه اگر آن را به پیامبر و اولوالامر عرضه می‌داشتند، آنگاه اهل استنباط ایشان، به [مصلحت‌] آن پی می‌بردند، و اگر بخشش و رحمت الهی بر شما نبود، جز عده‌ای اندکشمار همه از شیطان پیروی می‌کردید///و هنگامی که خبری از پیروزی یا شکست به آنها برسد، (بدون تحقیق،) آن را شایع می‌سازند؛ در حالی که اگر آن را به پیامبر و پیشوایان -که قدرت تشخیص کافی دارند- بازگردانند، از ریشه‌های مسائل آگاه خواهند شد. و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عده کمی، همگی از شیطان پیروی می‌کردید (و گمراه می‌شدید).///و هرگاه برسدشان امری درباره امنیت یا ترس فاش کنندش و اگر بازمی گردانیدند آن را به سوی پیمبر و به سوی اولیاء امر (کارداران) خویش همانا می‌دانستندش آنان که استخراجش می‌کردند از ایشان و اگر نبود فضل خدا و رحمت او بر شما همانا پیروی می‌کردید شیطان را مگر کمی‌///و هنگامی که خبری (حاکی) از ایمنی یا ترس، آنان را در رسد، (آشکارا و بلندگویان) انتشارش دهند و اگر آن را به پیامبر و به فرماندهان جنگی از خودشان ارجاع کنند، همانا آن (امر) را کسانی از میانشان در می‌یابند که آن را عالمانه ژرف‌کاوی می‌کنند. و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، همواره جز اندکی، (همگی) از شیطان پیروی می‌کردید. quran_en_fa Then fight in Allah's cause - Thou art held responsible only for thyself - and rouse the believers. It may be that Allah will restrain the fury of the Unbelievers; for Allah is the strongest in might and in punishment. پس در راه خدا به جنگ برخیز. تو فقط به [وظایف و اعمال] خودت مکلف می‌باشی، و مؤمنان را [هم به جنگ با دشمن برانگیز و] تشویق کن؛ امید است خدا آسیب و گزند کافران را [از تو و مؤمنان] بازدارد؛ و خداست که صولت وقدرتش شدیدتر، وعذاب وکیفرش سخت‌تر است.///پس در راه خدا به جنگ برخیز. تو فقط به [وظایف و اعمال] خودت مکلف می‌باشی، و مؤمنان را [هم به جنگ با دشمن برانگیز و] تشویق کن؛ امید است خدا آسیب و گزند کافران را [از تو و مؤمنان] بازدارد؛ و خداست که صولت وقدرتش شدیدتر، وعذاب وکیفرش سخت‌تر است.///پس در راه خدا نبرد کن که جز بر نفس خویش مکلف نیستى، و مؤمنان را به جنگ برانگیز. شاید خدا آسیب کافران را از شما باز دارد و خشم و عذاب خدا از هر خشم و عذاب دیگرى سخت‌تر است.///پس در راه خدا پیکار کن که جز بر نفس خویش مکلف نیستى، و مؤمنان را [به پیکار] برانگیز، شاید خدا گزند آنان را که کافر شدند از شما باز دارد، که قدرت خدا بیشتر و کیفرش سخت‌تر است///پس در راه خدا پیکار کن؛ جز عهده‌دار شخص خود نیستى. و [لى‌] مؤمنان را [به مبارزه‌] برانگیز. باشد که خداوند آسیب کسانى را که کفر ورزیده‌اند [از آنان‌] باز دارد، و خداست که قدرتش بیشتر و کیفرش سخت‌تر است.///پس [ای پیامبر!] در راه خدا پیکار کن، [و بدان که] جز انجام وظیفه‌ی خود تکلیفى ندارى و مؤمنان را [نیز به جهاد] تشویق کن، باشد که خداوند گزند کافران را [از شما] بازدارد. و خداوند قدرتمندتر و سخت‌کیفرتر است.///پس (ای پیغمبر) تو خود تنها در راه خدا به کارزار برخیز، که جز بر خودت مکلف نیستی و مؤمنان را نیز ترغیب کن، باشد که خدا آسیب کافران را از شما بازدارد، که قدرت خدا بیشتر و عذابش سخت‌تر است.///پس در راه خدا کارزار کن، تو عهده‌دار کسی جز خود نیستی و مؤمنان را نیز [به کارزار] تشویق کن، چه بسا خداوند بلای کافران را [از شما] بگرداند و عذاب الهی سخت‌تر و خداوند سختگیرتر است‌///در راه خدا پیکار کن! تنها مسؤول وظیفه خود هستی! و مؤمنان را (بر این کار،) تشویق نما! امید است خداوند از قدرت کافران جلوگیری کند (حتی اگر تنها خودت به میدان بروی)! و خداوند قدرتش بیشتر، و مجازاتش دردناکتر است.///پس نبرد کن در راه خدا تکلیف نشود جز خودت و برانگیز مؤمنان را امید است خدا بازدارد نیروی آنان را که کفر ورزیدند و خدا است سخت نیروتر و سخت‌تر به شکنجه‌///پس در راه خدا کشتار کن -تو جز شخص خود را مکلف نیستی- و مؤمنان را (به مبارزه) برانگیز. امید که خدا آسیب کسانی را که کفر ورزیدند (از شما مؤمنان) باز دارد و خداست که برخوردش شدیدتر و کیفرش سخت‌تر است. quran_en_fa Whoever recommends and helps a good cause becomes a partner therein: And whoever recommends and helps an evil cause, shares in its burden: And Allah hath power over all things. هر کس وساطت پسندیده‌ای کند، [تا کار خیری چون جهاد، احسان به مردم و حل مشکلات جامعه انجام گیرد] بهره‌ای از آن برای او خواهد بود، و هر کس وساطت ناپسندی کند [تا شری و باطلی به وجود آید و زیانی به مردم رسد] سهمی از [گناه و وبال] آن برای او خواهد بود؛ و خدا همواره نگهبان بر هر چیزی است.///هر کس وساطت پسندیده‌ای کند، [تا کار خیری چون جهاد، احسان به مردم و حل مشکلات جامعه انجام گیرد] بهره‌ای از آن برای او خواهد بود، و هر کس وساطت ناپسندی کند [تا شری و باطلی به وجود آید و زیانی به مردم رسد] سهمی از [گناه و وبال] آن برای او خواهد بود؛ و خدا همواره نگهبان بر هر چیزی است.///هر کس در کار نیکى میانجى شود او را از آن نصیبى است و هر کس در کار بدى میانجى شود او را از آن بهره‌اى است. و خدا نگهبان بر هر چیزى است.///هر که شفاعتى نیکو کند، او را از آن بهره‌اى باشد و کسى را که شفاعتى بد کند وى را از آن سهمى باشد و مسلما خداوند بر هر چیزى مراقب و تواناست///هر کس شفاعت پسندیده کند، براى وى از آن نصیبى خواهد بود و هر کس شفاعت ناپسندیده‌اى کند، براى او از آن [نیز] سهمى خواهد بود. و خدا همواره به هر چیزى تواناست.///هر کس در کار نیک میانجى شود، بهره‌اى از [پاداش] آن مى‌برد و هر کس در کار بد میانجى شود، بهره‌اى از کیفر آن خواهد داشت. و خداوند بر هر چیزى نگهبان است.///هر که سبب کار نیکویی شود هم او نصیبی کامل از آن برد، و هر که وسیله کار قبیحی گردد از آن سهمی بسزا خواهد یافت، و خدا بر همه چیز (از نیک و بد اعمال خلق) مراقبی تواناست.///هرکس که شفاعت پسندیده‌ای کند از [خیر] آن نصیب برد و هرکس که شفاعت ناپسندیده‌ای کند از [شر] آن نصیب برد، و خداوند بر هر چیز مقتدر است‌///کسی که شفاعت [= تشویق و کمک‌] به کار نیکی کند، نصیبی از آن برای او خواهد بود؛ و کسی که شفاعت [= تشویق و کمک‌] به کار بدی کند، سهمی از آن خواهد داشت. و خداوند، حسابرس و نگهدار هر چیز است.///کسی که شفاعت نیکی کند او را است بهره‌ای از آن و کسی که شفاعت بدی کند او را است بهره‌ای از آن و خدا است بر همه چیز نگهبان‌///هر کس میانجیگری پسندیده‌ای کند، برای وی از آن نصیبی خواهد بود و هر کس میانجیگری ناپسندی کند، برای او از آن (بخشی) خواهد بود. و خدا همواره بر هر چیزی توانا و گواه و نگهبان بوده است. quran_en_fa When a (courteous) greeting is offered you, meet it with a greeting still more courteous, or (at least) of equal courtesy. Allah takes careful account of all things. و هنگامی که به شما درود گویند، شما درودی نیکوتر از آن، یا همانندش را پاسخ دهید؛ یقینا خدا همواره بر همه چیز حسابرس است.///و هنگامی که به شما درود گویند، شما درودی نیکوتر از آن، یا همانندش را پاسخ دهید؛ یقینا خدا همواره بر همه چیز حسابرس است.///چون شما را به درودى نواختند به درودى بهتر از آن یا همانند آن پاسخ گویید. هرآینه خدا حسابگر هر چیزى است.///و زمانى که به شما درود گفته شد، شما به صورتى بهتر از آن یا همانند آن را پاسخ دهید همانا خداوند حسابرس همه چیز است///و چون به شما درود گفته شد، شما به [صورتى‌] بهتر از آن درود گویید، یا همان را [در پاسخ‌] برگردانید، که خدا همواره به هر چیزى حسابرس است.///و هرگاه شما را درود و سلامی گفتند، [در پاسخ،] درودى بهتر از آن بگویید یا همان را بازگویید. خداوند همواره بر هر چیزى حساب‌رس است.///هر گاه شما را تحیت و سلامی گفتند شما نیز باید به تحیت و سلامی بهتر از آن یا مانند آن پاسخ دهید، که خدا به حساب هر چیزی کاملا خواهد رسید.///و چون شما را به تحیتی بنوازند، با تحیتی بهتر از آن، یا همانند آن، پاسخ دهید، که خداوند حسابگر همه چیز است‌///هرگاه به شما تحیت گویند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید؛ یا (لااقل) به همان گونه پاسخ گویید! خداوند حساب همه چیز را دارد.///و هرگاه به شما درود گفته شود درود گوئید به بهتر از آن یا همان را برگردانید همانا خداوند است بر همه چیز حسابگر///و چون به شما زنده‌باد داده شد [: گفته شد]، شما (هم) بهتر از آن یا (مانند) همان را پاسخ دهید. خدا همواره بر (ای) هر چیزی بسی حسابرس بوده است. quran_en_fa Allah! There is no god but He: of a surety He will gather you together against the Day of Judgment, about which there is no doubt. And whose word can be truer than Allah's? خداست که هیچ معبودی جز او نیست. مسلما شما را [از گورهایتان] به سوی [دادگاه حسابرسی] روز قیامت که هیچ شکی در آن نیست گرد می‌آورد؛ و راستگوتر از خدا در گفتار کیست؟///خداست که هیچ معبودی جز او نیست. مسلما شما را [از گورهایتان] به سوی [دادگاه حسابرسی] روز قیامت که هیچ شکی در آن نیست گرد می‌آورد؛ و راستگوتر از خدا در گفتار کیست؟///الله خدایى است که هیچ خدایى جز او نیست. به تحقیق همه شما را در روز قیامت -که هیچ شکى در آن نیست- گرد مى‌آورد و چه کسى از خدا به گفتار راستگوى‌تر است؟///خداوند جز او معبودى نیست. قطعا شما را به روز رستاخیز که شکى در [وقوع‌] آن نیست گرد خواهد آورد، و چه کسى در سخن راستگوتر از خداست///خداوند کسى است که هیچ معبودى جز او نیست. به یقین، در روز رستاخیز -که هیچ شکى در آن نیست- شما را گرد خواهد آورد، و راستگوتر از خدا در سخن کیست؟///خداوند که معبودى جز او نیست، همه‌ی شما را در روز قیامت، که هیچ شکى در آن نیست گرد مى‌آورد. و راستگوتر از خدا در سخن کیست؟///خدای یگانه، هیچ خدایی جز او نیست؛ محققا همه شما را در روز قیامت که شک در آن نیست جمع آورد، و کیست که راست‌تر از خدا سخن گوید؟///خداوند کسی است که خدایی جز او نیست، همو شما را در روز قیامت که در [فرارسیدن‌] آن شکی نیست، گرد می‌آورد، و کیست از خدا راستگوتر///خداوند، معبودی جز او نیست! و به یقین، همه شما را در روز رستاخیز -که شکی در آن نیست- جمع می‌کند! و کیست که از خداوند، راستگوتر باشد؟///خدا نیست خداوندی جز او گردآورنده شما است به روز قیامت نیست شکی در آن و کیست راستگوتر از خدا در سخن‌///خدا، (که) هیچ معبودی جز او نیست، همواره در روز رستاخیز - که هیچ شک مستندی در آن نیست - همانا شما را گرد خواهد آورد. و کیست راستاتر از خدا در هر گفتاری. quran_en_fa Why should ye be divided into two parties about the Hypocrites? Allah hath upset them for their (evil) deeds. Would ye guide those whom Allah hath thrown out of the Way? For those whom Allah hath thrown out of the Way, never shalt thou find the Way. شما را چه شده که درباره منافقین دو گروه شده‌اید؟ [گروهی شفیع و طرفدار، و گروهی مخالف و دشمن آنان] در صورتی که خدا آنان را به کیفر اعمال ناپسندی که مرتکب شده‌اند [در چاه کفر و گمراهی] نگونسار کرده است. آیا می‌خواهید کسانی را که خدا [به خاطر اعمال ناپسندشان] گمراه کرده هدایت کنید؟ [ای پیامبر!] در حالی که خدا هر که را گمراه کند هرگز برای او راهی [به سوی هدایت] نخواهی یافت.///شما را چه شده که درباره منافقین دو گروه شده‌اید؟ [گروهی شفیع و طرفدار، و گروهی مخالف و دشمن آنان] در صورتی که خدا آنان را به کیفر اعمال ناپسندی که مرتکب شده‌اند [در چاه کفر و گمراهی] نگونسار کرده است. آیا می‌خواهید کسانی را که خدا [به خاطر اعمال ناپسندشان] گمراه کرده هدایت کنید؟ [ای پیامبر!] در حالی که خدا هر که را گمراه کند هرگز برای او راهی [به سوی هدایت] نخواهی یافت.///چیست شما را که درباره منافقان دو گروه شده‌اید، و حال آنکه خدا آنان را به سبب کردارشان مردود ساخته است؟ آیا مى‌خواهید کسى را که خدا گمراه کرده است هدایت کنید؟ و تو راهى پیش پاى کسى که خداوند گمراهش کرده است نتوانى نهاد.///چرا در مورد منافقان دچار دو دستگى شده‌اید؟ حال آن که خدا آنها را به سبب آنچه کردند نگونسار کرده است. آیا مى‌خواهید کسى را که خدا گمراه کرده به راه آورید؟ و هر که را خدا گمراه کند هرگز راهى برایش نخواهى یافت///شما را چه شده است که در باره منافقان، دو دسته شده‌اید؟ با اینکه خدا آنان را به [سزاى‌] آنچه انجام داده‌اند سرنگون کرده است. آیا مى‌خواهید کسى را که خدا در گمراهى‌اش وانهاده است به راه آورید؟ و حال آنکه هر که را خدا در گمراهى‌اش وانهد هرگز راهى براى [هدایت‌] او نخواهى یافت.///چرا درباره‌ى منافقان دو دسته شده‌اید؟ با آن که خداوند آنان را به کیفر کارهای ناپسندى که مرتکب شده‌اند، سرنگون کرده است. آیا مى‌خواهید کسانى را که خداوند [بر اثر اعمال زشتشان] گمراه کرده، به راه آورید؟ [در حالى که] هر کس را خداوند گمراه کند، هرگز راهى براى [نجات و هدایت] او نخواهى یافت.///چرا شما درباره منافقین دو فرقه شدید؟ با آنکه خدا آنها را به کیفر اعمال زشتشان (به حکم کفار) بازگرداند، آیا شما می‌خواهید کسی را که خدا گمراه کرده هدایت کنید؟ در حالی که هر که را خدا گمراه کرد (یعنی هدایت خدا را نپذیرفت) هرگز تو بر هدایت او راهی نخواهی یافت.///از چیست که شما درباره منافقان دو گروه شده‌اید و حال آنکه خداوند آنان را به خاطر کار و کردارشان سرنگون ساخته است، آیا می‌خواهید کسی را که خداوند در گمراهی‌اش وانهاده است، رهنمایی کنید؟ و حال آنکه هرگز برای کسی که خداوند در گمراهی‌اش وانهاده، بیرون شدی نخواهی یافت‌///چرا درباره منافقین دو دسته شده‌اید؟! (بعضی جنگ با آنها را ممنوع، و بعضی مجاز می‌دانید.) در حالی که خداوند بخاطر اعمالشان، (افکار) آنها را کاملا وارونه کرده است! آیا شما می‌خواهید کسانی را که خداوند (بر اثر اعمال زشتشان) گمراه کرده، هدایت کنید؟! در حالی که هر کس را خداوند گمراه کند، راهی برای او نخواهی یافت.///چیست شما را که درباره منافقین بر دو گروهید حالی که برگردانیدستشان بدانچه دست آوردند آیا خواهید هدایت کنید آن را که گمراه کرده است خدا و آن کس که گمراهش کند خدا نیابی برای او راهی‌///پس چیست شما را در حال دودستگی منافقان، حال آنکه خدا آنان را در گمراهی وانهاده. آیا می‌خواهید کسی را که خدا (یش) گمراه کرده به راه آورید؟ و هر که را خدا در گمراهیش وانهد هرگز راهی (راهوار) برایش نخواهی یافت. quran_en_fa They but wish that ye should reject Faith, as they do, and thus be on the same footing (as they): But take not friends from their ranks until they flee in the way of Allah (From what is forbidden). But if they turn renegades, seize them and slay them wherever ye find them; and (in any case) take no friends or helpers from their ranks;- آنان دوست دارند همان گونه که خود کافر شده‌اند، شما هم کافر شوید، تا [در کفر و ضلالت] با هم برابر و یکسان باشید. بنابراین از آنان دوستانی انتخاب نکنید تا آنکه در راه خدا [برای پذیرش دین] هجرت کنند؛ پس اگر [از هجرت] روی برتافتند [و به خیانت و جنایتشان بر ضد شما ادامه دادند] آنان را هر کجایافتید بگیرید و بکشید، و از آنان یار و یاوری نگیرید.///آنان دوست دارند همان گونه که خود کافر شده‌اند، شما هم کافر شوید، تا [در کفر و ضلالت] با هم برابر و یکسان باشید. بنابراین از آنان دوستانی انتخاب نکنید تا آنکه در راه خدا [برای پذیرش دین] هجرت کنند؛ پس اگر [از هجرت] روی برتافتند [و به خیانت و جنایتشان بر ضد شما ادامه دادند] آنان را هر کجایافتید بگیرید و بکشید، و از آنان یار و یاوری نگیرید.///دوست دارند همچنان که خود به راه کفر مى‌روند شما نیز کافر شوید تا برابر گردید. پس با هیچ یک از آنان دوستى مکنید تا آنگاه که در راه خدا مهاجرت کنند. و اگر سرباز زدند در هر جا که آنها را بیابید بگیرید و بکشید و هیچ یک از آنها را به دوستى و یارى برمگزینید.///آنها دوست دارند شما هم مانند آنها کافر شوید تا با آنها یکسان گردید. پس، از آنها دوست مگیرید تا این که در راه خدا هجرت کنند. پس اگر رو برتافتند، هر جا آنها را یافتید بگیرید و بکشید و از آنها دوست و یاور نگیرید///همان گونه که خودشان کافر شده‌اند، آرزو دارند [که شما نیز] کافر شوید، تا با هم برابر باشید. پس زنهار، از میان ایشان براى خود، دوستانى اختیار مکنید تا آنکه در راه خدا هجرت کنند. پس اگر روى برتافتند، هر کجا آنان را یافتید به اسارت بگیرید و بکشیدشان؛ و از ایشان یار و یاورى براى خود مگیرید.///آنان دوست دارند که شما همچون خودشان کافر شوید، تا با آنان برابر گردید. بنابر این از آنان دوستانى انتخاب نکنید، مگر آن که در راه خدا هجرت نمایند. پس اگر سر باز زدند [و به خیانت و جنایتشان علیه شما ادامه دادند،] آنان را هر جا یافتید، دستگیر کنید و به قتل برسانید. و از بین آنان، هیچ دوست و یاورى نگیرید.///(کافران) آرزو کنند که شما (مسلمین) هم به مانند آنها کافر شوید تا همه برابر (در کفر) باشید. پس از آنان تا در راه خدا هجرت نکنند دوست نگیرید، و اگر مخالفت کردند آنها را در هر کجا یافتید به قتل رسانید و از آنها یاور و دوستی نباید اختیار کنید.///[آنان‌] خوش دارند که شما نیز مانند ایشان کفر بورزید و در نتیجه همانند باشید، پس هیچ‌کس از آنان را دوست نگیرید، مگر آنکه [همانند شما] در راه خدا هجرت کنند، و اگر رویگردان شدند، ایشان را هرجا که یافتید به اسارت بگیرید و بکشید و از آنان [برای خود] یار و یاور نگیرید///آنان آرزو می‌کنند که شما هم مانند ایشان کافر شوید، و مساوی یکدیگر باشید. بنابر این، از آنها دوستانی انتخاب نکنید، مگر اینکه (توبه کنند، و) در راه خدا هجرت نمایند. هرگاه از این کار سر باز زنند، (و به اقدام بر ضد شما ادامه دهند،) هر جا آنها را یافتید، اسیر کنید! و (در صورت احساس خطر) به قتل برسانید! و از میان آنها، دوست و یار و یاوری اختیار نکنید!.///دوست داشتند شما نیز مانند ایشان کافر شوید تا با هم همانند گردید پس نگیرید از ایشان دوستانی تا هجرت کنند در راه خدا و اگر روی گردانیدند بگیریدشان و بکشیدشان هر کجا بیابیدشان و نگیرید از ایشان دوست و نه یاوری‌///همان‌گونه که خودشان کافر شدند، دوست داشتند (که) ای کاش (شما نیز) کافر شوید، تا با هم برابر باشید. پس از میان ایشان برای خودتان، (نه) دوستان و (نه) یارانی اختیار مکنید، تا آنکه در راه خدا هجرت کنند. پس اگر (باز هم) روی بر تافتند، هر کجا آنان را یافتید بگیریدشان و بکشیدشان و از آنها نه دوستی و نه یاری برای خود مگیرید. quran_en_fa Except those who join a group between whom and you there is a treaty (of peace), or those who approach you with hearts restraining them from fighting you as well as fighting their own people. If Allah had pleased, He could have given them power over you, and they would have fought you: Therefore if they withdraw from you but fight you not, and (instead) send you (Guarantees of) peace, then Allah Hath opened no way for you (to war against them). مگر آنان که به گروهی که میان شما و ایشان پیمانی [چون پیمان متارکه جنگ یا پیمان‌های دیگر] است بپیوندند، یا در حالی که سینه هایشان از جنگیدن با شما یا قوم خودشان به تنگ آمده باشد به نزد شما آیند. و اگر خدا می‌خواست قطعا آنان را بر شما مسلط می‌کرد، در آن صورت به طور یقین با شما می‌جنگیدند. پس اگر از شما کناره گرفتند، و با شما به جنگ برنخاستند، و پیشنهاد صلح و آشتی دادند، [به آنان تعدی نکنید که] خدا در این صورت برای تجاوز به آنان راهی برای شما قرار نداده است.///مگر آنان که به گروهی که میان شما و ایشان پیمانی [چون پیمان متارکه جنگ یا پیمان‌های دیگر] است بپیوندند، یا در حالی که سینه هایشان از جنگیدن با شما یا قوم خودشان به تنگ آمده باشد به نزد شما آیند. و اگر خدا می‌خواست قطعا آنان را بر شما مسلط می‌کرد، در آن صورت به طور یقین با شما می‌جنگیدند. پس اگر از شما کناره گرفتند، و با شما به جنگ برنخاستند، و پیشنهاد صلح و آشتی دادند، [به آنان تعدی نکنید که] خدا در این صورت برای تجاوز به آنان راهی برای شما قرار نداده است.///مگر کسانى که به قومى که میان شما و ایشان پیمانى است مى‌پیوندند، یا خود نزد شما مى‌آیند در حالى که از جنگیدن با شما یا جنگیدن با قوم خود ملول شده باشند. و اگر خدا مى‌خواست بر شما پیروزشان مى‌ساخت و با شما به جنگ برمى‌خاستند. پس هرگاه کناره گرفتند و با شما نجنگیدند و به شما پیشنهاد صلح کردند، خدا هیچ راهى براى شما بر ضد آنان نگشوده است.///مگر آنها که به گروهى پیوندند که میان شما و آنها پیمانى هست، یا در حالى نزد شما بیایند که دل‌هایشان از پیکار با شما یا با قوم خود به تنگ آمده باشد. و اگر خدا مى‌خواست قطعا آنها را بر شما چیره مى‌ساخت و با شما مى‌جنگیدند. پس اگر آنها از شما کناره گرفتن///مگر کسانى که با گروهى که میان شما و میان آنان پیمانى است، پیوند داشته باشند، یا نزد شما بیایند در حالى که سینه آنان از جنگیدن با شما یا جنگیدن با قوم خود، به تنگ آمده باشد. و اگر خدا مى‌خواست، قطعا آنان را بر شما چیره مى‌کرد و حتما با شما مى‌جنگیدند. پس اگر از شما کناره‌گیرى کردند و با شما نجنگیدند و با شما طرح صلح افکندند، [دیگر] خدا براى شما راهى [براى تجاوز] بر آنان قرار نداده است.///مگر کسانى که به گروهى که میان شما و آنها پیمانى برقرار است، بپیوندند یا به نزد شما بیایند در حالى که سینه‌هایشان از جنگیدن با شما یا با قوم خود به تنگ آمده باشد. و اگر خدا مى‌خواست، مسلما آنها را بر شما مسلط مى‌نمود و حتما با شما مى‌جنگیدند. پس اگر از شما کناره گرفتند و با شما پیکار نکردند و پیشنهاد صلح و سازش دادند، دیگر خداوند براى شما راهى براى تعرض و جنگ با آنان قرار نداده است.///مگر کسانی که به قومی که بین شما با آنها عهد و پیمانی است در پیوسته باشند یا (بر این عهد نزد شما آیند) که از جنگ با شما و با قوم خودشان (که دشمنان شما هستند) هر دو خودداری کنند و از جنگ دلتنگ باشند، (با این دو طایفه از کافران که در حقیقت به شما پناهنده‌اند نباید قتال کنید.) و اگر خدا می‌خواست آنها را بر شما مسلط می‌کرد تا با شما قتال می‌کردند، پس هر گاه از شما کناره گرفتند و با شما نجنگیدند و تسلیم شما شدند خدا برای شما راهی بر علیه آنها نگشوده است.///مگر کسانی که با قومی که بین شما و ایشان پیمانی هست، پیوند دارند، یا به نزد شما می‌آیند و دلهایشان تنگ است از اینکه با شما یا با قوم خویش کارزار کنند، و اگر خدا می‌خواست آنان را بر شما چیره می‌ساخت و با شما به کارزار برمی‌خاستند، ولی اگر از شما کناره گرفتند و با شما کارزار نکردند و از در تسلیم و اسلام وارد شدند، خداوند به شما اجازه مبارزه با آنان نمی‌دهد///مگر آنها که با همپیمانان شما، پیمان بسته‌اند؛ یا آنها که به سوی شما می‌آیند، و از پیکار با شما، یا پیکار با قوم خود ناتوان شده‌اند؛ (نه سر جنگ با شما دارند، و نه توانایی مبارزه با قوم خود.) و اگر خداوند بخواهد، آنان را بر شما مسلط می‌کند تا با شما پیکار کنند. پس اگر از شما کناره‌گیری کرده و با شما پیکار ننمودند، (بلکه) پیشنهاد صلح کردند، خداوند به شما اجازه نمی‌دهد که متعرض آنان شوید.///مگر آنان که بپیوندند با گروهی که میان شما و ایشان است پیمانی یا بیایند شما را حالی که تنگ آمده باشد سینه‌های ایشان از آنکه نبرد کنند با شما یا نبرد کنند با قوم خود و اگر می‌خواست خدا همانا مسلط می‌ساختشان بر شما تا جنگ کنند با شما ولی اگر کناره‌گیری کردند از شما و نبرد نکردند با شما و دست صلح بسوی شما دراز کردند همانا قرار نداده است خدا برای شما بر ایشان راهی‌///مگر کسانی را که با گروهی که میان شما و آنان پیمانی است، به ایشان برسند، یا نزد شما بیایند، در حالی که سینه‌‌هاشان از کشتار با شما یا کشتار با قومشان به تنگ آمده و اگر خدا می‌خواست، همانا آنان را بر شما چیره می‌کرد، (و آنان) حتما با شما کشتار می‌کردند. پس اگر از (برخورد با) شما کناره‌گیری کردند و با شما کشتار نکردند و سوی شما (طرح) تسلیم افکندند، (دیگر) خدا برای شما هیچ راهی (برای تجاوز) بر آنان قرار نداده است. quran_en_fa Others you will find that wish to gain your confidence as well as that of their people: Every time they are sent back to temptation, they succumb thereto: if they withdraw not from you nor give you (guarantees) of peace besides restraining their hands, seize them and slay them wherever ye get them: In their case We have provided you with a clear argument against them. به زودی گروهی دیگر را می‌یابید که می‌خواهند [با پیمان متارکه جنگ] از ناحیه شما و قوم [مشرک] خود ایمن و آسوده باشند، [ولی اینان به خاطر خباثت باطنشان نسبت به پیمان هایشان مورد اطمینان نیستند، به همین سبب] هر بار به فتنه [و جنگ با مسلمانان] دعوت شدند، با سر در آن فرو می‌افتند. پس اگر [از جنگ با شما] کناره نگرفتند، و پیشنهاد صلح و آشتی نکردند، و بر ضد شما دست [از فتنه و آشوب] برنداشتند، آنان را هر جا یافتید بگیرید و بکشید؛ آنانند که ما برای شما نسبت به [گرفتن و کشتن] آنان دلیلی روشن و آشکار قرار دادیم.///به زودی گروهی دیگر را می‌یابید که می‌خواهند [با پیمان متارکه جنگ] از ناحیه شما و قوم [مشرک] خود ایمن و آسوده باشند، [ولی اینان به خاطر خباثت باطنشان نسبت به پیمان هایشان مورد اطمینان نیستند، به همین سبب] هر بار به فتنه [و جنگ با مسلمانان] دعوت شدند، با سر در آن فرو می‌افتند. پس اگر [از جنگ با شما] کناره نگرفتند، و پیشنهاد صلح و آشتی نکردند، و بر ضد شما دست [از فتنه و آشوب] برنداشتند، آنان را هر جا یافتید بگیرید و بکشید؛ آنانند که ما برای شما نسبت به [گرفتن و کشتن] آنان دلیلی روشن و آشکار قرار دادیم.///گروه دیگرى را خواهید یافت که مى‌خواهند از شما و قوم خود در امان باشند، اینان هرگاه که به کفر دعوت شوند بدان بازگردند. پس اگر خود را به کنارى نکشند و صلح نکنند و از اعمال خویش باز نایستند آنان را هر جا که یافتید بگیرید و بکشید که شما را بر آنان تسلطى آشکار داده‌ایم.///گروهى دیگر را خواهید یافت که مى‌خواهند از ناحیه شما و قوم خود در امان باشند، [ولى‌] هرگاه به فتنه دعوت شوند با سر در آن فرو مى‌روند. پس اگر [از آزار] شما کنار نکشیدند و صلح نکردند و از شما دست برنداشتند آنها را بگیرید و هر کجا یافتیدشان بکشید. اینانن///به زودى، گروهى دیگر را خواهید یافت که مى‌خواهند از شما آسوده خاطر و از قوم خود [نیز] ایمن باشند. هر بار که به فتنه بازگردانده شوند، سر در آن فرو مى‌برند. پس اگر از شما کناره‌گیرى نکردند و به شما پیشنهاد صلح نکردند و از شما دست برنداشتند، هر کجا آنان را یافتید به اسارت بگیرید و بکشیدشان. آنانند که ما براى شما علیه ایشان تسلطى آشکار قرار داده‌ایم.///به زودى گروهى دیگر [از منافقان اطراف مدینه] را خواهید یافت که مى‌خواهند [با برقراری عهد و پیمان و اظهار اسلام،] از جانب شما در امان باشند و [با اظهار کفر،] از قوم خود ایمن گردند. [اما] هر بار که به سوى فتنه­گری خوانده شوند، با سر در آن فرومى‌روند. پس اگر از [درگیرى با] شما کناره نگرفتند و پیشنهاد صلح ندادند و دست [از فتنه و فساد] برنداشتند، آنان را هر جا یافتید، دستگیر کنید و به قتل برسانید. آنها کسانى هستند که ما براى شما علیه آنان حجت و دلیلی آشکار قرار دادیم.///گروهی دیگر را خواهید یافت که می‌خواهند از شما و از قوم خود ایمنی یابند، هرگاه که راه فتنه‌گری بر آنها باز شود به کفر خود بازگردند. پس اگر از شما کناره نگرفتند و تسلیم شما نشدند و از اذیت شما دست نکشیدند در این صورت آنها را هر جا یافتید بگیرید و به قتل رسانید، ما شما را بر (جان و مال) این گروه تسلطی کامل بخشیدیم.///و دیگرانی را خواهید یافت که می‌خواهند هم از شما در امان باشند، و هم از قوم خودشان، هر بار که به فتنه شرک بازگردانده شوند، در دام آن گرفتار آیند، ولی اگر از شما کناره نگرفتند و از در تسلیم و اسلام وارد نشدند، و دست از شما باز نداشتند، آنگاه هرجا که یافتیدشان به اسارت بگیرید و بکشید، اینانند که دست شما را در مبارزه با آنان باز گذارده‌ایم‌///بزودی جمعیت دیگری را می‌یابید که می‌خواهند هم از ناحیه شما در امان باشند، و هم از ناحیه قوم خودشان (که مشرکند. لذا نزد شما ادعای ایمان می‌کنند؛ ولی) هر زمان آنان را به سوی فتنه (و بت پرستی) بازگردانند، با سر در آن فرو می‌روند! اگر از درگیری با شما کنار نرفتند و پیشنهاد صلح نکردند و دست از شما نکشیدند، آنها را هر جا یافتید اسیر کنید و (یا) به قتل برسانید! آنها کسانی هستند که ما برای شما، تسلط آشکاری نسبت به آنان قرار داده‌ایم.///بزودی یابید دیگرانی را که خواهند ایمن باشند از شما و ایمن باشند از قوم خویش هرگاه خوانده شوند بسوی آشوبی بیفتند در آن پس اگر دور نشدند از شما و آشتی نکردند با شما و بازنداشتند دستهای خود را پس بگیرید ایشان را و بکشیدشان هر کجا بیابیدشان و آنان را قرار دادیم برای شما بر ایشان فرمانروائی آشکار///به زودی، گروهی دیگر را خواهید یافت که می‌خواهند شما را آسوده خاطر کنند و قوم خود را (نیز) امنیت دهند. هر بار که به فتنه بازگردانده شوند، در (ژرفای) آن سرنگون می‌گردند. پس اگر از شما کناره‌گیری نکردند و سویتان تسلیم (شان) را نیفکندند و از شما دست بر نداشتند، هر کجا با پی‌جویی آنان را یافتید، دستگیرشان کرده و بکشیدشان و اینانند که ما برای شما بر ایشان تسلطی روشنگر قرار داده‌ایم. quran_en_fa Never should a believer kill a believer; but (If it so happens) by mistake, (Compensation is due): If one (so) kills a believer, it is ordained that he should free a believing slave, and pay compensation to the deceased's family, unless they remit it freely. If the deceased belonged to a people at war with you, and he was a believer, the freeing of a believing slave (Is enough). If he belonged to a people with whom ye have treaty of Mutual alliance, compensation should be paid to his family, and a believing slave be freed. For those who find this beyond their means, (is prescribed) a fast for two months running: by way of repentance to Allah: for Allah hath all knowledge and all wisdom. هیچ مؤمنی را نسزد که مؤمنی را بکشد، مگر آنکه این عمل از روی خطا و اشتباه اتفاق افتد. و کسی که مؤمنی را از روی خطا و اشتباه بکشد، باید یک برده مؤمن آزاد کند، و خون بهایی به وارثان مقتول پرداخت نماید؛ مگر آنکه آنان خون بها را ببخشند. و اگر مقتول از گروهی باشد که دشمن شمایند و خود او مؤمن است، فقط آزاد کردن یک برده مؤمن بر عهده قاتل است. و اگر مقتول مؤمن، از گروهی باشد که میان شما و آنان پیمانی برقرار است، باید خون بهایش را به وارثان او پرداخت کند، و نیز یک برده مؤمن آزاد نماید. و کسی که برده نیافت، باید دو ماه پیاپی روزه بگیرد. [این حکم] به سبب [پذیرش] توبه [قاتل] از سوی خداست؛ و خدا همواره دانا و حکیم است.///هیچ مؤمنی را نسزد که مؤمنی را بکشد، مگر آنکه این عمل از روی خطا و اشتباه اتفاق افتد. و کسی که مؤمنی را از روی خطا و اشتباه بکشد، باید یک برده مؤمن آزاد کند، و خون بهایی به وارثان مقتول پرداخت نماید؛ مگر آنکه آنان خون بها را ببخشند. و اگر مقتول از گروهی باشد که دشمن شمایند و خود او مؤمن است، فقط آزاد کردن یک برده مؤمن بر عهده قاتل است. و اگر مقتول مؤمن، از گروهی باشد که میان شما و آنان پیمانی برقرار است، باید خون بهایش را به وارثان او پرداخت کند، و نیز یک برده مؤمن آزاد نماید. و کسی که برده نیافت، باید دو ماه پیاپی روزه بگیرد. [این حکم] به سبب [پذیرش] توبه [قاتل] از سوی خداست؛ و خدا همواره دانا و حکیم است.///هیچ مؤمنى را نرسد که مؤمن دیگر را جز به خطا بکشد. و هر کس که مؤمنى را به خطا بکشد باید که بنده‌اى مؤمن را آزاد کند و خونبهایش را به خانواده‌اش تسلیم کند، مگر آنکه خونبها را ببخشند. و اگر مقتول، مؤمن و از قومى است که دشمن شماست فقط بنده مؤمنى را آزاد کند و اگر از قومى است که با شما پیمان بسته‌اند، خونبها به خانواده‌اش پرداخت شود و بنده مؤمنى را آزاد کند و هر کس که بنده‌اى نیابد براى توبه دو ماه پى‌درپى روزه بگیرد. و خدا دانا و حکیم است.///و بر هیچ مؤمنى نسزد که مؤمنى را بکشد مگر به خطا، و هر که مؤمنى را به خطا بکشد باید یک بنده‌ى مؤمن را آزاد کند و به کسان او خونبها بپردازد، مگر این که آنها گذشت کنند. و اگر [مقتول‌] از قومى باشد که در حال جنگ با شماست و خود وى مؤمن است، آزاد کردن بنده///و هیچ مؤمنى را نسزد که مؤمنى را -جز به اشتباه- بکشد. و هر کس مؤمنى را به اشتباه کشت، باید بنده مؤمنى را آزاد و به خانواده او خونبها پرداخت کند؛ مگر اینکه آنان گذشت کنند. و اگر [مقتول‌] از گروهى است که دشمنان شمایند و [خود] وى مؤمن است، [قاتل‌] باید بنده مؤمنى را آزاد کند [و پرداخت خونبها لازم نیست‌]. و اگر [مقتول‌] از گروهى است که میان شما و میان آنان پیمانى است، باید به خانواده وى خونبها پرداخت نماید و بنده مؤمنى را آزاد کند. و هر کس [بنده‌] نیافت، باید دو ماه پیاپى -به عنوان توبه‌اى از جانب خدا- روزه بدارد، و خدا همواره داناى سنجیده‌کار است.///و براى هیچ مؤمنى سزاوار نیست که مؤمنى را به قتل برساند، مگر [این که] از روى خطا و اشتباه [مرتکب این کار شود]. و هر کس مؤمنى را به خطا کشت، پس باید برده‌ى مؤمنى را آزاد کند و خون‌بهاى کشته را به خانواده‌اش بپردازد، مگر آن که [خانواده‌ى مقتول] بگذرند و اگر [مقتول] با آن که مؤمن است، از قومى است که با شما دشمنند، [جریمه‌اش فقط] آزاد کردن یک برده‌ى مؤمن است [و پرداخت خون‌بها به دشمن لازم نیست]. و اگر از قومى باشد که میان شما و آنان پیمانى برقرار است، باید دیه‌ى او را به خانواده‌اش بپردازد و برده‌ى مؤمنى را نیز آزاد کند. و اگر [برده‌اى براى آزاد کردن، یا پولى براى خرید برده] نیافت، پس دو ماه پیاپى روزه بگیرد. [این تخفیف در حکم، گذشت و] بازگشتى است از جانب خداوند، و خداوند همواره دانا و حکیم است.///هیچ مؤمنی را نرسد که مؤمن دیگری را به قتل رساند مگر آنکه به اشتباه و خطا مرتکب آن شود، و در صورتی که به خطا هم مؤمنی را مقتول ساخت باید (به کفاره آن) بنده مؤمنی را آزاد کند و خونبهای آن را به صاحبش تسلیم نماید مگر آنکه دیه را ورثه (به قاتل) ببخشند. و اگر مقتول مؤمن از قومی باشد که با شما دشمن و محاربند، قاتل دیه ندهد، لیکن بر او است که بنده مؤمنی را آزاد کند، و اگر مقتول از قومی است که بین شما با آنها پیمان برقرار بوده پس خونبها را به صاحب خون پرداخته و بنده مؤمنی (به کفاره آن) آزاد کند، و اگر (بنده‌ای) نیابد بایستی دو ماه متوالی روزه دارد. این توبه‌ای است که از طرف خدا پذیرفته است و خدا دانا و حکیم است.///و هیچ مؤمنی نباید هیچ مؤمنی را بکشد، مگر از روی خطا، و هرکس که مؤمنی را به خطا بکشد، بر اوست که [به کفاره‌] برده مؤمنی را آزاد کند و خونبهایی به خانواده او بدهد، مگر آنکه آنان درگذرند و ببخشند، و اگر [مقتول‌] مؤمن و از قومی باشد که دشمن شما هستند، [قاتل‌] باید برده مؤمنی را آزاد کند، و اگر [مقتول‌] از قومی باشد که بین شما و ایشان پیمانی هست، آنگاه [قاتل‌] باید خونبهایی به خانواده او [مقتول‌] بپردازد و برده مؤمنی آزاد کند، و کسی که [برده‌] نیابد بر اوست که دو ماه پیاپی روزه بگیرد، این توبه‌پذیری خداوند است و خداوند دانای فرزانه است‌///هیچ فرد باایمانی مجاز نیست که مؤمنی را به قتل برساند، مگر اینکه این کار از روی خطا و اشتباه از او سر زند؛ (و در عین حال،) کسی که مؤمنی را از روی خطا به قتل رساند، باید یک برده مؤمن را آزاد کند و خونبهایی به کسان او بپردازد؛ مگر اینکه آنها خونبها را ببخشند. و اگر مقتول، از گروهی باشد که دشمنان شما هستند (و کافرند)، ولی مقتول باایمان بوده، (تنها) باید یک برده مؤمن را آزاد کند (و پرداختن خونبها لازم نیست). و اگر از جمعیتی باشد که میان شما و آنها پیمانی برقرار است، باید خونبهای او را به کسان او بپردازد، و یک برده مؤمن (نیز) آزاد کند. و آن کس که دسترسی (به آزاد کردن برده) ندارد، دو ماه پی در پی روزه می‌گیرد. این، (یک نوع تخفیف، و) توبه الهی است. و خداوند، دانا و حکیم است.///و نیست برای مؤمنی که بکشد مؤمنی را مگر به خطا و کسی که مؤمنی را به خطا بکشد بر او است آزاد کردن بنده مؤمنی و خونبهائی که پرداخت شود به خاندانش مگر آنکه تصدق کنند و اگر از گروهی باشند که دشمن شما هستند و او مؤمن باشد پس آزاد کردن بنده مؤمنی و اگر از گروهی باشد که میان شما و ایشان است پیمانی پس دیه‌ای پرداخت شده به خویشان او و آزاد ساختن بنده مؤمن و آن کس که ندارد پس روزه دو ماه پی در پی توبه است از نزد خدا و خدا است دانای حکیم‌///و برای هیچ مؤمنی هرگز (شایسته) نبوده است که مؤمنی را - جز به اشتباه (مطلق ناخودآگاه) - بکشد و هر کس مؤمنی را به اشتباه کشت، باید مؤمن (گرفتار و) دربندی را آزاد کرده و به خانواده‌اش خون‌‌بهایی را (هم) پرداخت کند، مگر اینکه آنان (خون‌بهایش را) صدقه دهند [: ببخشند]. پس اگر (مقتول) از گروهی است که دشمنان شمایند و خود وی مؤمن است، (قاتل) باید به خانواده‌ی وی خون‌‌بهایی تسلیم کند و مؤمنی دربند را (هم) آزاد نماید و هر کس از اینها چیزی نیافت، باید دو ماه پیاپی - به عنوان بازگشتی از جانب خدا - روزه بدارد. و خدا همواره دانای سنجیده‌کار بوده است. quran_en_fa If a man kills a believer intentionally, his recompense is Hell, to abide therein (For ever): And the wrath and the curse of Allah are upon him, and a dreadful penalty is prepared for him. و هر کس مؤمنی را از روی عمد بکشد، کیفرش دوزخ است که در آن جاودانه خواهد بود، و خدا بر او خشم گیرد، و وی را لعنت کند و عذابی بزرگ برایش آماده سازد.///و هر کس مؤمنی را از روی عمد بکشد، کیفرش دوزخ است که در آن جاودانه خواهد بود، و خدا بر او خشم گیرد، و وی را لعنت کند و عذابی بزرگ برایش آماده سازد.///و هر کس مؤمنى را به عمد بکشد، کیفر او جهنم است که در آن همواره خواهد بود و خدا بر او خشم گیرد و لعنتش کند و برایش عذابى بزرگ آماده سازد.///و هر که مؤمنى را به عمد بکشد، سزایش جاودانه دوزخ است و خدا بر او خشم گیرد و لعنتش کند و براى او عذابى بزرگ مهیا کرده است///و هر کس عمدا مؤمنى را بکشد، کیفرش دوزخ است که در آن ماندگار خواهد بود؛ و خدا بر او خشم مى‌گیرد و لعنتش مى‌کند و عذابى بزرگ برایش آماده ساخته است.///و هر کس مؤمنى را از روی عمد بکشد، کیفرش دوزخ است، همیشه در آن خواهد بود، و خداوند بر او خشم مى‌گیرد و او را از رحمت خود دور می‌سازد و براى او عذابى بزرگ آماده ساخته است.///و هر کس مؤمنی را به عمد بکشد مجازات او (آتش) جهنم است، که در آن جاوید (معذب) خواهد بود و خدا بر او خشم و لعن کند و عذابی بسیار شدید بر او مهیا سازد.///و هرکس مؤمنی را عمدا بکشد، جزای او جهنم است که جاودانه در آن بماند و خداوند بر او خشم گیرد و لعنتش کند و برای او عذابی عظیم آماده سازد///و هر کس، فرد باایمانی را از روی عمد به قتل برساند، مجازات او دوزخ است؛ در حالی که جاودانه در آن می‌ماند؛ و خداوند بر او غضب می‌کند؛ و او را از رحمتش دور می‌سازد؛ و عذاب عظیمی برای او آماده ساخته است.///و کسی که بکشد مؤمنی را دانسته و خواسته پس کیفرش دوزخ است جاودان در آن و خشم آورد خدا بر او و دورش کند و آماده کند برای او عذابی بزرگ‌///و هر کس به‌عمد مؤمنی را بکشد، کیفرش دوزخ است حال آنکه در آن ماندگار خواهد بود و خدا بر او خشم می‌گیرد و لعنتش می‌کند و عذابی بزرگ برایش آماده ساخته است. quran_en_fa O ye who believe! When ye go abroad in the cause of Allah, investigate carefully, and say not to any one who offers you a salutation: "Thou art none of a believer!" Coveting the perishable goods of this life: with Allah are profits and spoils abundant. Even thus were ye yourselves before, till Allah conferred on you His favours: Therefore carefully investigate. For Allah is well aware of all that ye do. ای اهل ایمان! هنگامی که در راه خدا [برای نبرد با دشمن] سفر می‌کنید [در مسیر سفر نسبت به شناخت مؤمن از کافر] تحقیق و تفحص کامل کنید. و به کسی که نزد شما اظهار اسلام می‌کند، نگویید: مؤمن نیستی. [تا] برای به دست آوردن کالای بی ارزش و ناپایدار زندگی دنیا [او را بکشید، اگر خواهان غنیمت هستید] پس [برای شما] نزد خدا غنایم فراوانی است. شما هم پیش از این ایمانتان ایمانی ظاهری بود؛ خدا بر شما منت نهاد [تا به ایمان استوار و محکم رسیدید]. پس باید تحقیق و تفحص کامل کنید [تا به دست شما کاری خلاف اوامر خدا انجام نگیرد] یقینا خدا همواره به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///ای اهل ایمان! هنگامی که در راه خدا [برای نبرد با دشمن] سفر می‌کنید [در مسیر سفر نسبت به شناخت مؤمن از کافر] تحقیق و تفحص کامل کنید. و به کسی که نزد شما اظهار اسلام می‌کند، نگویید: مؤمن نیستی. [تا] برای به دست آوردن کالای بی ارزش و ناپایدار زندگی دنیا [او را بکشید، اگر خواهان غنیمت هستید] پس [برای شما] نزد خدا غنایم فراوانی است. شما هم پیش از این ایمانتان ایمانی ظاهری بود؛ خدا بر شما منت نهاد [تا به ایمان استوار و محکم رسیدید]. پس باید تحقیق و تفحص کامل کنید [تا به دست شما کاری خلاف اوامر خدا انجام نگیرد] یقینا خدا همواره به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چون براى جهاد رهسپر شوید نیک تفحص کنید. و به آن کس که بر شما سلام گوید، مگویید که مؤمن نیستى. شما برخوردارى از زندگى دنیا را مى‌جویید و حال آنکه غنیمتهاى بسیار نزد خداست. شما پیش از این چنان بودید ولى خدا بر شما منت نهاد. پس تفحص کنید که خدا بر اعمالتان آگاه است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! هنگامى که در راه خدا گام بر مى‌دارید پس خوب وارسى کنید و کسى را که به شما اظهار اسلام مى‌کند نگویید تو مؤمن نیستى، که بهره‌ى ناپایدار زندگى دنیا را بجویید چرا که غنیمت‌هاى فراوان نزد خداست. پیش‌تر خودتان نیز همین گونه بود///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چون در راه خدا سفر مى‌کنید [خوب‌] رسیدگى کنید و به کسى که نزد شما [اظهار] اسلام مى‌کند؛ مگویید: «تو مؤمن نیستى» [تا بدین بهانه‌] متاع زندگى دنیا را بجویید، چرا که غنیمتهاى فراوان نزد خداست. قبلا خودتان [نیز] همین گونه بودید، و خدا بر شما منت نهاد. پس خوب رسیدگى کنید، که خدا همواره به آنچه انجام مى‌دهید آگاه است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! هرگاه در راه خدا [براى جهاد] سفر مى‌کنید، پس تحقیق کنید و به خاطر این که [غنیمت و] کالاى ناپایدار دنیا را به دست آورید، به کسى که نزد شما اظهار اسلام مى‌کند، نگویید: «تو مؤمن نیستى!» چرا که [براى شما] غنیمت‌هاى بسیاری نزد خداوند است. شما نیز خودتان قبلا این­گونه بودید، پس خداوند بر شما منت نهاد [و ایمان در جانتان نفوذ کرد.] پس [در کار جنگ] تحقیق کنید [و زود دست به اسلحه نبرید] که خداوند همواره به آنچه انجام مى‌دهید، آگاه است.///ای اهل ایمان، چون در راه خدا (برای جهاد با کفار) بیرون روید (در کار دشمن) تحقیق و جستجو کنید و به آن کس که اظهار اسلام کند و به شما سر تسلیم فرود آورد نسبت کفر مدهید تا (مال و جانش را بر خود حلال کنید و) از متاع ناچیز دنیا چیزی غنیمت برید، که غنایم بی‌شمار نزد خداست. اسلام شما هم اول امر همچنین اظهار و تسلیمی بیش نبود تا وقتی که خدا بر شما منت گذاشت، پس اکنون باید تحقیق کنید که خدا به هر چه کنید آگاه است.///ای مؤمنان چون در راه خدا سفر کنید، به درستی پرس و جو کنید، و به کسی که با شما از در تسلیم و اسلام وارد شود، مگویید که مؤمن نیستی تا بدین وسیله بهره دنیوی ببرید، چرا که غنایم بسیار در نزد خداوند است، در گذشته این گونه [بی‌پروا] بودید، ولی خداوند بر شما منت نهاد، پس به درستی پرس و جو کنید، که خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که در راه خدا گام می‌زنید (و به سفری برای جهاد می‌روید)، تحقیق کنید! و بخاطر اینکه سرمایه ناپایدار دنیا (و غنایمی) به دست آورید، به کسی که اظهار صلح و اسلام می‌کند نگویید: «مسلمان نیستی» زیرا غنیمتهای فراوانی (برای شما) نزد خداست. شما قبلا چنین بودید؛ و خداوند بر شما منت نهاد (و هدایت شدید). پس، (بشکرانه این نعمت بزرگ،) تحقیق کنید! خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.///ای آنان که ایمان آوردید هرگاه در راه خدا سفر کردید رسیدگی کنید و نگوئید بدان کس که از در زشتی با شما درآمده است نیستی مؤمن خواهید بهره زندگانی دنیا را و نزد خدا است خواسته‌های فراوان چنین بودید پیش از این پس منت نهاد خدا بر شما پس رسیدگی کنید که خداوند است بدانچه می‌کنید آگاه‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! چون در راه خدا به دشواری رهسپار شوید، کوشش و کاوش کنید و به کسی که (سویتان) تسلیم افکند [: ادعای تسلیم و یا اسلام کرد] مگویید: «تو مؤمن نیستی‌» در حالی که متاع زندگی دنیا را می‌جویید. چرا که غنیمت‌های فراوان نزد خداست. قبلا خودتان (نیز) همین‌گونه بودید، تا خدا بر شما منت نهاد. پس خوب بررسی کنید، که خدا همواره به آنچه انجام می‌دهید آگاه بوده است. quran_en_fa Not equal are those believers who sit (at home) and receive no hurt, and those who strive and fight in the cause of Allah with their goods and their persons. Allah hath granted a grade higher to those who strive and fight with their goods and persons than to those who sit (at home). Unto all (in Faith) Hath Allah promised good: But those who strive and fight Hath He distinguished above those who sit (at home) by a special reward,- آن گروه از مؤمنانی که بدون بیماری جسمی [و نقص مالی، و عذر دیگر، از رفتن به جهاد خودداری کردند و] در خانه نشستند، با مجاهدانی که در راه خدا با اموال و جان هایشان به جهاد برخاستند، یکسان نیستند. خدا کسانی را که با اموال و جان هایشان جهاد می‌کنند به مقام و مرتبه‌ای بزرگ بر خانه نشینان برتری بخشیده است. و هر یک [از این دو گروه] را [به خاطر ایمان و عمل صالحشان] وعده پاداش نیک داده، و جهادکنندگان را بر خانه نشینان [بی عذر] به پاداشی بزرگ برتری داده است.///آن گروه از مؤمنانی که بدون بیماری جسمی [و نقص مالی، و عذر دیگر، از رفتن به جهاد خودداری کردند و] در خانه نشستند، با مجاهدانی که در راه خدا با اموال و جان هایشان به جهاد برخاستند، یکسان نیستند. خدا کسانی را که با اموال و جان هایشان جهاد می‌کنند به مقام و مرتبه‌ای بزرگ بر خانه نشینان برتری بخشیده است. و هر یک [از این دو گروه] را [به خاطر ایمان و عمل صالحشان] وعده پاداش نیک داده، و جهادکنندگان را بر خانه نشینان [بی عذر] به پاداشی بزرگ برتری داده است.///مؤمنانى که بى‌هیچ رنج و آسیبى از جنگ سر مى‌تابند با کسانى که به مال و جان خویش در راه خدا جهاد مى‌کنند برابر نیستند. خدا کسانى را که به مال و جان خویش جهاد مى‌کنند بر آنان که از جنگ سر مى‌تابند به درجتى برترى داده است. و خدا همه را وعده‌هاى نیکو داده است. و جهادکنندگان را بر آنها که از جهاد سر مى‌تابند به مزدى بزرگ برترى نهاده است.///مؤمنان وانشسته [از جهاد] که زیانمند نیستند [و سلامت کافى دارند]، با آن مجاهدانى که با جان و مال خود در راه خدا جهاد مى‌کنند یکسان نیستند. خدا جهادگران با مال و جان خویش را مرتبتى بر نشستگان برترى داده است و [البته‌] خدا همه را وعده‌ى نیکو داده [اما]///مؤمنان خانه‌نشین که زیان‌دیده نیستند با آن مجاهدانى که با مال و جان خود در راه خدا جهاد مى‌کنند یکسان نمى‌باشند. خداوند، کسانى را که با مال و جان خود جهاد مى‌کنند به درجه‌اى بر خانه‌نشینان مزیت بخشیده، و همه را خدا وعده [پاداش‌] نیکو داده، و [لى‌] مجاهدان را بر خانه‌نشینان به پاداشى بزرگ، برترى بخشیده است؛///مؤمنانى که بدون بیمارى [یا عذر واقعى، از جهاد] کناره می‌گیرند، با مجاهدانى که با اموال و جان‌هاى خویش در راه خدا پیکار مى‌کنند، یکسان نیستند. خداوند مجاهدان با مال و جان را، در رتبه و مقام، بر خانه‌نشینان برترى بخشیده است و به هر یک [به خاطر ایمان و عمل صالح] وعده‌ى [پاداش] نیک داده، ولى جهادکنندگان را بر خانه‌نشینان، به پاداشى بزرگ برترى داده است.///هرگز مؤمنانی که بدون عذر از جهاد بازنشستند با آنان که به مال و جان در راه خدا جهاد کنند یکسان نخواهند بود، خدا مجاهدان (فداکار) به مال و جان را بر بازنشستگان (از جهاد) بلندی و برتری بخشیده و همه (اهل ایمان) را وعده پاداش نیکو فرموده، و خداوند مجاهدان را بر بازنشستگان به اجر و ثوابی بزرگ برتری داده است.///جهادگریزان مؤمن، بجز آسیب‌مندان، با جهادگران به مال و جان در راه خدا برابر نیستند، خداوند جهادگران به مال و جان را بر جهادگریزان به مرتبتی برتری داده است، و همگان را خداوند وعده پاداش نیک [بهشت‌] داده است، و خداوند جهادگران را بر جهادگریزان به پاداشی عظیم برتری داده است‌///(هرگز) افراد باایمانی که بدون بیماری و ناراحتی، از جهاد بازنشستند، با مجاهدانی که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند، یکسان نیستند! خداوند، مجاهدانی را که با مال و جان خود جهاد نمودند، بر قاعدان [= ترک‌کنندگان جهاد] برتری مهمی بخشیده؛ و به هر یک از این دو گروه (به نسبت اعمال نیکشان،) خداوند وعده پاداش نیک داده، و مجاهدان را بر قاعدان، با پاداش عظیمی برتری بخشیده است.///یکسان نیستند بازنشستگان از مؤمنان که از نه مرد رنج و آسیبند با کوشش گران در راه خدا به مالها و جانهای خویش برتری داده است خدا کوشش‌کنندگان را به مالها و جانهای خود بر بازنشستگان از جنگ در پایه و هر کدام را نوید نکوئی داده است و فزونی داده است خدا رزم دهندگان را بر خانه‌نشینان به پاداشی گران‌///مؤمنان خانه‌نشین که با ترک جبهه‌ی جنگ زیانی وارد نمی‌کنند و عذری هم ندارند، با مجاهدانی که با مال و جانشان در راه خدا جهاد می‌کنند برابر نیستند. خدا کسانی را که با مال و جانشان جهاد می‌کنند به درجه‌ای بر (این) خانه‌نشینان مزیتی بخشیده و هر دو (گروه‌) را وعده‌ی نیکوترین (پاداش) داده و خدا مجاهدان را بر خانه‌نشینان به پاداشی بزرگ برتری داده است. quran_en_fa Ranks specially bestowed by Him, and Forgiveness and Mercy. For Allah is Oft-forgiving, Most Merciful. به درجات و رتبه هایی، و آمرزش و رحمتی ویژه از سوی خود؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///به درجات و رتبه هایی، و آمرزش و رحمتی ویژه از سوی خود؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///درجاتى از جانب خدا و آمرزش و رحمتى؛ که او آمرزنده و مهربان است.///منزلت‌ها و آمرزش و رحمتى از جانب خدا [براى آنهاست‌] و خداوند آمرزنده‌ى مهربان است/// [پاداش بزرگى که‌] به عنوان درجات و آمرزش و رحمتى از جانب او [نصیب آنان مى‌شود]، و خدا آمرزنده مهربان است.///[آن پاداش بزرگ،] درجات [والا] همراه با آمرزش و رحمت از جانب اوست. و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.///(این) درجات و بخشایش و رحمت اوست و خدا آمرزنده و مهربان است.///این درجات و آمرزش و رحمت از سوی اوست و خداوند آمرزگار مهربان است‌///درجات (مهمی) از ناحیه خداوند، و آمرزش و رحمت (نصیب آنان می‌گردد)؛ و (اگر لغزشهایی داشته‌اند،) خداوند آمرزنده و مهربان است.///پایه‌هائی از نزد خود و آمرزش و رحمتی و خداوند است آمرزنده مهربان‌///حال آنکه (این درجه‌ی جهاد بر حسب درجات مجاهدان به عنوان) درجات و پوشش و رحمتی از جانب اوست (و نصیب آنان می‌شود). و خدا پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان بوده است. quran_en_fa When angels take the souls of those who die in sin against their souls, they say: "In what (plight) Were ye?" They reply: "Weak and oppressed Were we in the earth." They say: "Was not the earth of Allah spacious enough for you to move yourselves away (From evil)?" Such men will find their abode in Hell,- What an evil refuge! - قطعا کسانی که [با ترک هجرت از دیار کفر، و ماندن زیر سلطه کافران و مشرکان] بر خویش ستم کردند [هنگامی که] فرشتگان آنان را قبض روح می‌کنند، به آنان می‌گویند: [از نظر دین داری و زندگی] در چه حالی بودید؟ می‌گویند: ما در زمین، مستضعف بودیم. فرشتگان می‌گویند: آیا زمین خدا وسیع و پهناور نبود تا در آن [از محیط شرک به دیار ایمان] مهاجرت کنید؟! پس جایگاهشان دوزخ است و آن بد بازگشت گاهی است.///قطعا کسانی که [با ترک هجرت از دیار کفر، و ماندن زیر سلطه کافران و مشرکان] بر خویش ستم کردند [هنگامی که] فرشتگان آنان را قبض روح می‌کنند، به آنان می‌گویند: [از نظر دین داری و زندگی] در چه حالی بودید؟ می‌گویند: ما در زمین، مستضعف بودیم. فرشتگان می‌گویند: آیا زمین خدا وسیع و پهناور نبود تا در آن [از محیط شرک به دیار ایمان] مهاجرت کنید؟! پس جایگاهشان دوزخ است و آن بد بازگشت گاهی است.///کسانى هستند که فرشتگان جانشان را مى‌ستانند در حالى که بر خویشتن ستم کرده بودند. از آنها مى‌پرسند: در چه کارى بودید؟ گویند: ما در روى زمین مردمى بودیم زبون گشته. فرشتگان گویند: آیا زمین خدا پهناور نبود که در آن مهاجرت کنید؟ مکان اینان جهنم است و سرانجامشان بد.///کسانى که فرشتگان جان آنها را- که ستمگر خویشند- مى‌ستانند، به آنها گویند: [در امر دین‌] بر چه بودید؟ گویند: ما در زمین مستضعفان بودیم. [فرشتگان‌] گویند: مگر زمین خدا وسیع نبود که هجرت کنید؟ اینانند که جایگاهشان دوزخ است و بد سر انجامى است///کسانى که بر خویشتن ستمکار بوده‌اند، [وقتى‌] فرشتگان جانشان را مى‌گیرند، مى‌گویند: «در چه [حال‌] بودید؟» پاسخ مى‌دهند: «ما در زمین از مستضعفان بودیم.» مى‌گویند: «مگر زمین خدا وسیع نبود تا در آن مهاجرت کنید؟» پس آنان جایگاهشان دوزخ است، و [دوزخ‌] بد سرانجامى است.///هنگامى که فرشتگان جان کسانی را که به خود ستم کرده‌اند، مى‌گیرند، از آنان مى‌پرسند: «شما در چه وضعى بودید؟» آنها می‌گویند: «ما در سرزمین [خود، تحت فشار و] مستضعف بودیم [و به ناچار در جبهه‌ى کافران قرار داشتیم.]» فرشتگان می‌گویند: «مگر زمین خداوند گسترده نبود تا در آن هجرت کنید؟» آنان، [عذرى ندارند و] جایگاهشان دوزخ است. و بد سرانجامى است!///آنان که فرشتگان، جانشان را در حالی که ظالم به خود بوده‌اند می‌گیرند، از آنها پرسند که در چه کار بودید؟ پاسخ دهند که ما در روی زمین مردمی ضعیف و ناتوان بودیم. فرشتگان گویند: آیا زمین خدا پهناور نبود که در آن هجرت کنید؟! و مأوای ایشان جهنم است و آن بد جایگاه بازگشتی است.///کسانی که فرشتگان جانشان را می‌گیرند و آنان بر خود ستم روا داشته‌اند، به ایشان گویند در چه حال بودید؟ گویند ما در سرزمین خود مستضعف بودیم، گویند آیا مگر زمین خداوند وسیع نبود که بتوانید در آن [به هر کجا که خواهید] هجرت کنید؟ سرا و سرانجام اینان جهنم است و چه بد سرانجامی است‌///کسانی که فرشتگان (قبض ارواح)، روح آنها را گرفتند در حالی که به خویشتن ستم کرده بودند، به آنها گفتند: «شما در چه حالی بودید؟ (و چرا با اینکه مسلمان بودید، در صف کفار جای داشتید؟!)» گفتند: «ما در سرزمین خود، تحت فشار و مستضعف بودیم.» آنها [= فرشتگان‌] گفتند: «مگر سرزمین خدا، پهناور نبود که مهاجرت کنید؟!» آنها (عذری نداشتند، و) جایگاهشان دوزخ است، و سرانجام بدی دارند.///همانا آنان که دریابندشان فرشتگان ستم‌کنندگان بر خویشتن گویند در چه بودید گویند بودیم ناتوانانی در زمین گویند آیا نبود زمین خدا پهناور تا هجرت کنید در آن آنان جایگاهشان دوزخ است و چه بد بازگشتگاهی است‌///بی‌گمان کسانی که بر خود ستمکارند (هنگامی که) فرشتگان جانشان را گرفتند (به آنان) گفتند: «در چه (حال) بودید؟» پاسخ دادند: «ما در زمین از مستضعفان بودیم.» گفتند: «مگر زمین خدا وسیع نبود تا در آن مهاجرت کنید؟» پس آنان جایگاهشان دوزخ است و (دوزخ) چه بد بازگشتگاهی است. quran_en_fa Except those who are (really) weak and oppressed - men, women, and children - who have no means in their power, nor (a guide-post) to their way. مگر مردان و زنان و کودکان مستضعفی که [برای نجات خود از محیط کفر و شرک] هیچ چاره‌ای ندارند، و راهی [برای هجرت] نمی‌یابند.///مگر مردان و زنان و کودکان مستضعفی که [برای نجات خود از محیط کفر و شرک] هیچ چاره‌ای ندارند، و راهی [برای هجرت] نمی‌یابند.///مگر مردان و زنان و کودکان ناتوانى که هیچ چاره‌اى نیابند و به هیچ جا راه نبرند.///مگر مردان و زنان و کودکان مستضعفى که نمى‌توانند چاره‌اى بیندیشند و نه راه به جایى برند///مگر آن مردان و زنان و کودکان فرودستى که چاره‌جویى نتوانند و راهى نیابند.///مگر مردان و زنان و کودکان مستضعفی که [براى نجات از محیط کفر، ‌] قدرت تدبیر و چاره‌جویى ندارند و راهى [براى هجرت] نمى‌یابند.///مگر آن گروه از مردان و زنان و کودکان که ناتوان بودند و گریز و چاره‌ای برایشان میسر نبود و راهی (به نجات خود) نمی‌یافتند.///مگر مردان و زنان و کودکان مستضعف که نمی‌توانند چاره‌ای بیندیشند و راه به جایی نمی‌برند///مگر آن دسته از مردان و زنان و کودکانی که براستی تحت فشار قرار گرفته‌اند (و حقیقتا مستضعفند)؛ نه چاره‌ای دارند، و نه راهی (برای نجات از آن محیط آلوده) می‌یابند.///مگر ناتوانان از مردان و زنان و کودکانی که نه چاره توانند و نه راه به جائی برند///مگر مستضعفان از مردان و زنان و کودکانی که چاره‌جویی نتوانند و راهی (نیز) نیابند. quran_en_fa For these, there is hope that Allah will forgive: For Allah doth blot out (sins) and forgive again and again. پس اینانند که امید است خدا از آنان درگذرد؛ و خدا همواره گذشت کننده و بسیار آمرزنده است.///پس اینانند که امید است خدا از آنان درگذرد؛ و خدا همواره گذشت کننده و بسیار آمرزنده است.///باشد که خداشان عفو کند که خدا عفوکننده و آمرزنده است.///پس اینها را امید است که خدا ببخشاید و خداوند خطابخش آمرزنده است///پس آنان [که فى الجمله عذرى دارند] باشد که خدا از ایشان درگذرد، که خدا همواره خطابخش و آمرزنده است.///تنها اینانند که امید است خداوند از آنان درگذرد و خداوند همواره آمرزنده و بخشاینده است.///آنها امیدوار به عفو و بخشش خدا باشند، که خدا گناهشان را می‌بخشد و خدا بخشنده و آمرزنده است.///اینان را باشد که خداوند ببخشاید و خداوند بخشاینده آمرزگار است‌///ممکن است خداوند، آنها را مورد عفو قرار دهد؛ و خداوند، عفو کننده و آمرزنده است.///که اینان را امید است خدا درگذرد از ایشان و خدا است بخشنده آمرزگار///پس ایشان، امید است خدا از آنان درگذرد و خدا همواره خطا بخش و پوشنده بوده است. quran_en_fa He who forsakes his home in the cause of Allah, finds in the earth Many a refuge, wide and spacious: Should he die as a refugee from home for Allah and His Messenger, His reward becomes due and sure with Allah: And Allah is Oft-forgiving, Most Merciful. و هر کس در راه خدا هجرت کند، اقامت گاه‌های فراوان و فراخی معیشت خواهد یافت. و کسی که از خانه خود به قصد مهاجرت به سوی خدا و پیامبرش بیرون رود، سپس مرگ او را دریابد، مسلما پاداشش بر خداست؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///و هر کس در راه خدا هجرت کند، اقامت گاه‌های فراوان و فراخی معیشت خواهد یافت. و کسی که از خانه خود به قصد مهاجرت به سوی خدا و پیامبرش بیرون رود، سپس مرگ او را دریابد، مسلما پاداشش بر خداست؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///آن کس که در راه خدا مهاجرت کند در روى زمین برخورداریهاى بسیار و گشایشها خواهد یافت. و هر کس که از خانه خویش بیرون آید تا به سوى خدا و رسولش مهاجرت کند و آنگاه مرگ او را دریابد، مزدش بر عهده خداست، و خدا آمرزنده و مهربان است.///و هر که در راه خدا هجرت کند، در زمین سرپناه بسیار و گشایشى [در کار] مى‌یابد و هر که از خانه‌اش به منظور مهاجرت به سوى خدا و رسول او خارج شود و آن‌گاه مرگ او را دریابد، قطعا پاداش او بر عهده‌ى خداست و خداوند آمرزنده‌ى مهربان است///و هر که در راه خدا هجرت کند، در زمین اقامتگاه‌هاى فراوان و گشایشها خواهد یافت؛ و هر کس [به قصد] مهاجرت در راه خدا و پیامبر او، از خانه‌اش به درآید، سپس مرگش دررسد، پاداش او قطعا بر خداست، و خدا آمرزنده مهربان است.///و هر که در راه خدا [از سرزمین کفر] مهاجرت کند، در روی زمین، مکان‌های بسیار [برای سکونت] و گشایش [امورش] خواهد یافت و هر که از خانه‌اش، به قصد هجرت به سوى خدا و پیامبرش خارج شود، و آن­گاه مرگش فرارسد، بی‌تردید پاداش او بر خداست. و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.///و هر کس در راه خدا (از وطن خویش) هجرت کند در زمین برای آسایش و گشایش امورش جایگاه بسیار خواهد یافت، و هر گاه کسی از خانه خویش برای هجرت به سوی خدا و رسول بیرون آید و در سفر، مرگ وی فرا رسد اجر و ثواب چنین کسی بر خداست و خدا پیوسته آمرزنده و مهربان است.///و هر کس که در راه خدا هجرت کند، در روی زمین سرپناه بسیار و گشایش [در کار] می‌یابد و هرکس که از خانه و کاشانه خویش به عزم هجرت در راه خدا و پیامبرش بیرون رود، سپس مرگش فرارسد، حقا که پاداش او بر خداوند است و خداوند آمرزگار مهربان است‌///کسی که در راه خدا هجرت کند، جاهای امن فراوان و گسترده‌ای در زمین می‌یابد. و هر کس بعنوان مهاجرت به سوی خدا و پیامبر او، از خانه خود بیرون رود، سپس مرگش فرا رسد، پاداش او بر خداست؛ و خداوند، آمرزنده و مهربان است.///و کسی که هجرت کند در راه خدا بیابد در زمین هجرتگاه‌هائی بسیار و گشایشی و کسی که برون آید از خانه خویش حالی که هجرت‌کننده است به سوی خدا و پیمبرش پس دریابدش مرگ همانا مزدش بر خدا افتاد و خدا است آمرزنده مهربان‌///و هر که در راه خدا هجرت کند، در زمین (و زمینه‌ی هجرتش) جایگاهی آرام و بی‌خطر (و) فراوانی و گشایشی خواهد یافت و هر کس به حالت مهاجرت در راه خدا و پیامبرش از خانه‌اش به درآید، سپس مرگش در رسد، همانا پاداش او همواره بر خداست. و خدا بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان بوده است. quran_en_fa When ye travel through the earth, there is no blame on you if ye shorten your prayers, for fear the Unbelievers May attack you: For the Unbelievers are unto you open enemies. و هنگامی که در روی زمین سفر می‌کنید، اگر بترسید که کافران به شما آسیب و آزار رسانند، بر شما گناهی نیست که از نمازها [ی چهار رکعتی خود، دو رکعت] بکاهید؛ زیرا کافران همواره برای شما دشمنی آشکارند.///و هنگامی که در روی زمین سفر می‌کنید، اگر بترسید که کافران به شما آسیب و آزار رسانند، بر شما گناهی نیست که از نمازها [ی چهار رکعتی خود، دو رکعت] بکاهید؛ زیرا کافران همواره برای شما دشمنی آشکارند.///و چون در زمین سفر کنید، گناهى نیست که اگر بیم آن داشتید که کافران به شما زیان رسانند، نماز خویش کوتاه کنید. زیرا کافران دشمن آشکار شما هستند.///و چون سفر کردید، اگر بیم داشتید که کفار به شما آسیب رسانند، مانعى نیست که نماز را کوتاه کنید. همانا کافران همواره دشمن آشکار شمایند///و چون در زمین سفر کردید، اگر بیم داشتید که آنان که کفر ورزیده‌اند به شما آزار برسانند، گناهى بر شما نیست که نماز را کوتاه کنید، چرا که کافران پیوسته براى شما دشمنى آشکارند.///و هنگامی که به سفر می‌روید، اگر بیم آن دارید که کفار به شما آسیبی برسانند، گناهى بر شما نیست که نماز را کوتاه کنید. زیرا کافران همواره دشمن آشکار شمایند.///و هنگامی که در سفر باشید باکی بر شما نیست که نماز را کوتاه به جای آرید (چهار رکعت را دو رکعت کنید) هر گاه بیم آن داشته باشید که کافران شما را به رنج و هلاکت اندازند، که دشمنی کفار نسبت به شما کاملا آشکار است.///و چون رهسپار سفر باشید، بر شما گناهی نیست که اگر می‌ترسید که مبادا کافران شما را در بلا افکنند، نماز خود را کوتاه کنید و به راستی که کافران آشکارا دشمن شما هستند///هنگامی که سفر می‌کنید، گناهی بر شما نیست که نماز را کوتاه کنید اگر از فتنه (و خطر) کافران بترسید؛ زیرا کافران، برای شما دشمن آشکاری هستند.///و هرگاه سفر کنید باکی نیست بر شما که کوتاه کنید نماز را اگر بترسید که بتازند بر شما آنان که کفر ورزیدند زیرا کافرانند برای شما دشمنی آشکار///و چون در زمین (به زحمت پای) زدید [: رهسپار جهاد شدید]، اگر بیم داشتید آنان که کافر شدند بر شما فتنه‌ای آتشین (بر پا) کنند (که بر شما هجوم آورند)، پس گناهی بر شما نیست که از (کیفیت) نماز بکاهید. کافران بی‌گمان پیوسته برای شما دشمنانی آشکارگر بوده‌اند. quran_en_fa When thou (O Messenger) art with them, and standest to lead them in prayer, Let one party of them stand up (in prayer) with thee, Taking their arms with them: When they finish their prostrations, let them Take their position in the rear. And let the other party come up which hath not yet prayed - and let them pray with thee, Taking all precaution, and bearing arms: the Unbelievers wish, if ye were negligent of your arms and your baggage, to assault you in a single rush. But there is no blame on you if ye put away your arms because of the inconvenience of rain or because ye are ill; but take (every) precaution for yourselves. For the Unbelievers Allah hath prepared a humiliating punishment. و هنگامی که در [عرصه نبرد و خطر] میان آنان باشی، و برای آنان [به جماعت] اقامه نماز کنی، پس باید گروهی از رزمندگان در حالی که لازم است سلاحشان را برگیرند، همراهت به نماز ایستند، و چون سجده کردند [و رکعت دوم را بدون اتصال به جماعت به پایان بردند] باید [برای حفاظت از شما] پشت سرتان قرار گیرند. و آن گروه دیگر که [به خاطر مشغول بودن به حفاظت] نماز نخوانده‌اند بیایند و با تو نماز گزارند. و آنان باید [در حال نماز] از هوشیاری و احتیاط [نسبت به دشمن] غافل نباشند، و سلاحشان را با خود برگیرند؛ چون کافران دوست دارند شما از سلاح‌ها و ساز و برگ جنگی خود غفلت ورزید، تا یک باره به شما هجوم کنند. و اگر از باران در زحمت و مشقت هستید، یا بیمارید، بر شما گناهی نیست که سلاحتان بر زمین گذارید، ولی باید هوشیاری و احتیاط خود را حفظ کنید؛ یقینا خدا برای کافران عذاب خوارکننده‌ای آماده کرده است.///و هنگامی که در [عرصه نبرد و خطر] میان آنان باشی، و برای آنان [به جماعت] اقامه نماز کنی، پس باید گروهی از رزمندگان در حالی که لازم است سلاحشان را برگیرند، همراهت به نماز ایستند، و چون سجده کردند [و رکعت دوم را بدون اتصال به جماعت به پایان بردند] باید [برای حفاظت از شما] پشت سرتان قرار گیرند. و آن گروه دیگر که [به خاطر مشغول بودن به حفاظت] نماز نخوانده‌اند بیایند و با تو نماز گزارند. و آنان باید [در حال نماز] از هوشیاری و احتیاط [نسبت به دشمن] غافل نباشند، و سلاحشان را با خود برگیرند؛ چون کافران دوست دارند شما از سلاح‌ها و ساز و برگ جنگی خود غفلت ورزید، تا یک باره به شما هجوم کنند. و اگر از باران در زحمت و مشقت هستید، یا بیمارید، بر شما گناهی نیست که سلاحتان بر زمین گذارید، ولی باید هوشیاری و احتیاط خود را حفظ کنید؛ یقینا خدا برای کافران عذاب خوارکننده‌ای آماده کرده است.///و چون تو در میانشان باشى و برایشان اقامه نماز کنى، باید که گروهى از آنها با تو به نماز بایستند و سلاحهاى خویش بردارند. و چون سجده به پایان بردند برابر دشمن شوند تا گروه دیگر که نماز نخوانده‌اند بیایند و با تو نماز بخوانند. آنان نیز هوشیار باشند و سلاحهاى خویش بگیرند. زیرا کافران دوست دارند که شما از سلاحها و متاع خود غافل شوید تا یکباره بر شما بتازند. و گناهى مرتکب نشده‌اید هرگاه از باران در رنج بودید یا بیمار بودید سلاحهاى خویش بگذارید، ولى هوشیارانه مواظب دشمن باشید. هرآینه خدا براى کافران عذابى خوارکننده آماده ساخته است.///و چون [در هنگام خطر] در میان ایشان بودى و برایشان نماز بر پا کردى، باید یک گروه از آنان با تو [رکعت اول را] به نماز ایستند و سلاح‌هاى خود را برگیرند، و چون به سجده رفتند [و رکعت دوم را فرادى تمام کردند] باید پشت سر شما قرار گیرند و گروه دیگرى که نما///و هر گاه در میان ایشان بودى و برایشان نماز برپا داشتى، پس باید گروهى از آنان با تو [به نماز] ایستند؛ و باید جنگ‌افزارهاى خود را برگیرند؛ و چون به سجده رفتند [و نماز را تمام کردند]، باید پشت سر شما قرار گیرند، و گروه دیگرى که نماز نکرده‌اند باید بیایند و با تو نماز گزارند و البته جانب احتیاط را فرو نگذارند و جنگ‌افزارهاى خود را برگیرند. [زیرا] کافران آرزو مى‌کنند که شما از جنگ‌افزارها و ساز و برگ خود غافل شوید تا ناگهان بر شما یورش برند. و اگر از باران در زحمتید، یا بیمارید، گناهى بر شما نیست که جنگ افزارهاى خود را بر زمین نهید، ولى مواظب خود باشید. بى گمان، خدا براى کافران عذاب خفت‌آورى آماده کرده است.///[اى پیامبر!] هرگاه [در سفرهاى جهادى] در میان سپاه اسلام بودى و براى آنان نماز برپا داشتى، گروهى از آنان با تو [به نماز] بایستند و سلاح‌هاى خود را همراه داشته باشند، پس چون سجده کردند، [قیام نمایند و رکعت دوم را فرادا به پایان برند و آن‌گاه برای حفاظت از شما] پشت سرتان قرار گیرند، و گروه دیگر که نماز نخوانده‌اند، [از رکعت دوم] با تو نماز بخوانند و وسایل دفاعى و سلاح‌هایشان را با خود داشته باشند. کافران دوست دارند که شما از سلاح و ساز و برگ جنگی خود غافل شوید تا یکباره بر شما حمله آورند. و اگر نزول باران شما را به رنج انداخت یا بیمار بودید، باکى نیست که اسلحه را فروگذارید و [فقط] وسایل دفاعی را با خود داشته باشید. خداوند براى کافران عذابى خوارکننده فراهم کرده است.///و هرگاه شخص تو در میان سپاه اسلام باشی و نماز بر آنان به پا داری باید آنها با تو مسلح به نماز ایستند، و چون سجده نماز به جای آوردند (و نماز را فرادی تمام کردند) در پشت سر شما رفته و گروهی که نماز نخوانده بیایند و با تو نماز گزارند و البته با لباس جنگ و اسلحه، زیرا کافران آرزو و انتظار دارند که شما از اسلحه و اسباب خود غفلت کنید تا ناگهان یکباره بر شما حمله ور شوند. و چنانچه بارانی یا مرضی شما را از برگرفتن سلاح به رنج اندازد باکی نیست که اسلحه را فروگذارید ولی از دشمن برحذر باشید؛ خدا برای کافران عذابی سخت خوارکننده مهیا ساخته است.///و چون در میان آنان بودی و خواستی برای آنان اقامه نماز کنی، باید گروهی از آنان با تو [به نماز] برخیزند و سلاحهای خود را نیز برگیرند، و چون به سجده روند، گروه دیگر در پشت شما [ایستاده‌] باشند و سپس گروه دیگر که هنوز نماز نخوانده‌اند، پیش آیند و همراه تو نماز بگزارند و احتیاط خود را حفظ کنند و سلاحهای خود را همراه داشته باشند، [چرا که‌] کافران خوش دارند که کاش شما از سلاحها و ساز و برگتان غافل باشید تا بناگاه به یک حمله بر شما بتازند، و بر شما گناهی نیست که اگر از یاران [یا موانع دیگر] در رنج یا بیمار بودید، سلاحهایتان را بر زمین بگذارید، ولی احتیاطتان را داشته باشید، خداوند برای کافران عذابی خوارکننده آماده ساخته است‌///و هنگامی که در میان آنها باشی، و (در میدان جنگ) برای آنها نماز را برپا کنی، باید دسته‌ای از آنها با تو (به نماز) برخیزند، و سلاحهایشان را با خود برگیرند؛ و هنگامی که سجده کردند (و نماز را به پایان رساندند)، باید به پشت سر شما (به میدان نبرد) بروند، و آن دسته دیگر که نماز نخوانده‌اند (و مشغول پیکار بوده‌اند)، بیایند و با تو نماز بخوانند؛ آنها باید وسایل دفاعی و سلاحهایشان (را در حال نماز) با خود حمل کنند؛ (زیرا) کافران آرزو دارند که شما از سلاحها و متاعهای خود غافل شوید و یکباره به شما هجوم آورند. و اگر از باران ناراحتید، و یا بیمار (و مجروح) هستید، مانعی ندارد که سلاحهای خود را بر زمین بگذارید؛ ولی وسایل دفاعی (مانند زره و خود را) با خود بردارید خداوند، عذاب خوارکننده‌ای برای کافران فراهم ساخته است.///و اگر در میان ایشان بودی و بپای داشتی برای ایشان نماز را پس بایستد گروهی از ایشان با تو و برگیرند اسلحه خود را تا هرگاه به سجده روند باشند پشت سر شما و بیایند گروهی دیگر که نماز نگزارده‌اند پس نماز بگزارند با تو و بردارند با خود اسلحه و آمادگی خویش را دوست داشتند آنان که کفر ورزیدند کاش غفلت می‌کردید از خواسته‌ها و اسلحه خود تا بتازند بر شما به یک تاختن و باکی نیست بر شما اگر شما را آزاری از باران باشد یا بیمار باشید که بگذارید سلاحهای خود را و برگیرید بیمناکی و آمادگی خویش را همانا خدا آماده کرده است برای کافران عذابی خوارکننده را///و هنگامی که در میانشان [: این مجاهدان] بودی پس برایشان نماز برپا داشتی، باید گروهی از آنان با تو (به نماز) بایستند و باید جنگ‌افزارهای خود را در بر گیرند. پس چون به سجده (ی نخستین) رفتند (برای اتمام نمازشان و مراقبت) باید پشت سر شما قرار گیرند و گروهی دیگر که هنوز نماز نگزارده‌اند باید بیایند و با تو (در ادامه‌ی جماعت) نماز گزارند و باید (حالت) بیمشان و جنگ‌افزارهایشان را (با خود) برگیرند. کسانی که کافر شدند دوست داشتند که‌ای کاش شما از جنگ‌افزارهایتان و (از) متاع‌هایتان غافل شوید، پس یکجا بر شما هجوم آورند. و هیچ گناهی بر شما نیست (که) اگر آزاری از بارانی شما را در رسید یا بیمار بودید، جنگ‌افزارهایتان را واگذارید و (همواره از ایشان) بر حذر باشید. بی‌گمان، خدا برای کافران عذابی خفت‌بار آماده کرده است. quran_en_fa When ye pass (Congregational) prayers, celebrate Allah's praises, standing, sitting down, or lying down on your sides; but when ye are free from danger, set up Regular Prayers: For such prayers are enjoined on believers at stated times. پس هنگامی که نماز را [در میدان جنگ] به پایان بردید، خدا را در حال ایستاده و نشسته و خوابیده یاد کنید. و همین که [از فتنه و آشوب دشمن] مطمئن شدید، نماز را [به صورت معمولش] اقامه کنید. مسلما نماز همواره در اوقاتی مشخص و معین وظیفه‌ای مقرر و لازم بر مؤمنان است.///پس هنگامی که نماز را [در میدان جنگ] به پایان بردید، خدا را در حال ایستاده و نشسته و خوابیده یاد کنید. و همین که [از فتنه و آشوب دشمن] مطمئن شدید، نماز را [به صورت معمولش] اقامه کنید. مسلما نماز همواره در اوقاتی مشخص و معین وظیفه‌ای مقرر و لازم بر مؤمنان است.///و چون نماز را به پایان بردید خدا را ایستاده یا نشسته و یا به پهلو خوابیده یاد کنید. و چون از دشمن ایمن گشتید نماز را تمام ادا کنید که نماز بر مؤمنان در وقتهاى معین واجب گشته است.///و چون نماز را به پایان بردید، خدا را [در همه حال‌] ایستاده و نشسته و خوابیده یاد کنید، و همین که ایمن شدید، نماز را [تمام‌] بخوانید، چرا که نماز بر مؤمنان فریضه‌اى زماندار است///و چون نماز را به جاى آوردید، خدا را [در همه حال‌] ایستاده و نشسته و بر پهلوآرمیده، یاد کنید. پس چون آسوده‌خاطر شدید، نماز را [به طور کامل‌] به پا دارید، زیرا نماز بر مؤمنان، در اوقات معین مقرر شده است.///پس چون نماز را به پایان بردید، خداوند را در [همه] حال یاد کنید: ایستاده و نشسته و در حالى که به پهلو خوابیده‌اید. پس هرگاه آرامش یافتید [و حالت خوف تمام شد،] نماز را [به صورت کامل] برپا دارید. همانا، نماز بر مؤمنان، وظیفه‌اى مقرر در اوقاتى مشخص است.///پس آن‌گاه که از نماز فراغت یافتید باز در همه احوال، ایستاده یا نشسته یا بر پهلو خفته (در هر حال که توانید) یاد خدا کنید، سپس که (از آسیب دشمن) ایمن شدید در این حال نماز (کامل) به جای آرید، که برای اهل ایمان، حکمی معین و واجب و لازم است.///و چون نمازتان را برگزار کردید، خداوند را [در همه حال‌] ایستاده و نشسته و بر پهلو خفته یاد کنید و چون امن و آسایش یافتید نماز را [به درستی‌] بر پا دارید، که نماز بر مؤمنان واجب [و عبادتی‌] زماندار است‌///و هنگامی که نماز را به پایان رساندید، خدا را یاد کنید؛ ایستاده، و نشسته، و در حالی که به پهلو خوابیده‌اید! و هرگاه آرامش یافتید (و حالت ترس زایل گشت)، نماز را (به طور معمول) انجام دهید، زیرا نماز، وظیفه ثابت و معینی برای مؤمنان است!///پس گاهی که به جای آوردید نماز را یاد کنید خدا را ایستادگان و نشستگان و بر پهلوهای خویش سپس گاهی که دل آسوده شدید به پا بدارید نماز را همانا نماز است بر مؤمنان نوشته بایسته‌///پس چون نماز را (این‌گونه) به جای آوردید، خدا را (در همه حال) ایستاده و نشسته و بر پهلو آرمیده، یاد کنید. پس چون آرام شدید، نماز را (به طور کامل و بدون کم و کاست) به پا دارید، زیرا نماز بر مؤمنان، در اوقات معین مقرر بوده است. quran_en_fa And slacken not in following up the enemy: If ye are suffering hardships, they are suffering similar hardships; but ye have Hope from Allah, while they have none. And Allah is full of knowledge and wisdom. و در تعقیب و جستجوی دشمن سستی نکنید. اگر شما [در رویارویی با دشمن] درد و رنج می‌بینید، آنان نیز چون شما درد و رنج می‌بینند، و شما چیزی را [چون پیروزی و پاداش] از خدا امید دارید که آنان امید ندارند؛ و خدا همواره دانا و حکیم است.///و در تعقیب و جستجوی دشمن سستی نکنید. اگر شما [در رویارویی با دشمن] درد و رنج می‌بینید، آنان نیز چون شما درد و رنج می‌بینند، و شما چیزی را [چون پیروزی و پاداش] از خدا امید دارید که آنان امید ندارند؛ و خدا همواره دانا و حکیم است.///و در دست یافتن به آن قوم سستى مکنید. اگر شما آزار مى‌بینید، آنان نیز چون شما آزار مى‌بینند، ولى شما از خدا چیزى را امید دارید که آنان امید ندارند. و خدا دانا و حکیم است.///و در تعقیب دشمن سستى نکنید. اگر شما [از زخم‌هاى جنگ‌] درد مى‌کشید، بى‌گمان آنها نیز مثل شما درد مى‌کشند [با این تفاوت که‌] شما امیدى به خدا دارید که آنها ندارند، و خداوند دانا و حکیم است///و در تعقیب گروه [دشمنان‌] سستى نورزید. اگر شما درد مى‌کشید، آنان [نیز] همان گونه که شما درد مى‌کشید، درد مى‌کشند، و حال آنکه شما چیزهایى از خدا امید دارید که آنها امید ندارند، و خدا همواره داناى سنجیده‌کار است.///در تعقیب دشمن سستى نکنید، اگر [شما به خاطر جراحت‌ها] درد و رنج مى‌برید، آنان نیز همانند شما [جراحت دیده و] زجر می‌کشند، در حالى که شما به [امدادهاى غیبى و پاداش] خداوند امید دارید و آنها آن امید را ندارند. و خداوند همواره دانا و حکیم است.///و نباید در کار دشمن سستی و کاهلی کنید؛ که اگر شما به رنج و زحمت می‌افتید آنها نیز (از دست شما) رنج می‌کشند با این فرق که شما به لطف خدا امیدوارید و آنها امیدی ندارند. و خدا دانا و حکیم است (و امیدواران را محروم نمی‌سازد).///در پیگرد قوم مشرک، سستی نورزید [زیرا] اگر شما درد و رنجی کشیده باشید، آنان نیز همانند رنجی که شما می‌برید، رنج برده‌اند، وانگهی شما امیدی به خداوند دارید که آنان ندارند، و خداوند دانای فرزانه است‌///و در راه تعقیب دشمن، (هرگز) سست نشوید! (زیرا) اگر شما درد و رنج می‌بینید، آنها نیز همانند شما درد و رنج می‌بینند؛ ولی شما امیدی از خدا دارید که آنها ندارند؛ و خداوند، دانا و حکیم است.///سستی مورزید در جستجوی دشمن اگر رنج می‌کشید همانا رنج می‌برند ایشان چنانکه رنج می‌برید شما و امید دارید از خدا آنچه را امید ندارند و خدا است دانای حکیم‌///و در پی‌جویی مجدانه‌ی این دشمنان سستی نورزید. اگر شما درد می‌کشید، آنان (نیز) همان گونه که شما درد می‌کشید، درد می‌کشند؛ حال آنکه شما چیزی از خدا امید دارید که آنها امید ندارند. و خدا همواره بس دانای فرزانه بوده است. quran_en_fa We have sent down to thee the Book in truth, that thou mightest judge between men, as guided by Allah: so be not (used) as an advocate by those who betray their trust; یقینا این کتاب را به درستی و راستی بر تو نازل کردیم؛ تا میان مردم به آنچه خدا به تو آموخته داوری کنی، و حمایت‌گر خائنان مباش.///یقینا این کتاب را به درستی و راستی بر تو نازل کردیم؛ تا میان مردم به آنچه خدا به تو آموخته داوری کنی، و حمایت‌گر خائنان مباش.///ما این کتاب را به راستى بر تو نازل کردیم تا بدان سان که خدا به تو آموخته است میان مردم داورى کنى و به نفع خائنان به مخاصمت برمخیز.///همانا ما این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم تا میان مردم طبق آنچه خدا به تو نشان داده است حکم کنى، و زنهار که مدافع خیانتکاران باشى///ما این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم، تا میان مردم به [موجب‌] آنچه خدا به تو آموخته داورى کنى، و زنهار جانبدار خیانتکاران مباش.///ما این کتاب را به حق بر تو فروفرستادیم تا بر اساس آنچه خدا به تو آموخته و نمایانده است، میان مردم داورى کنى و جانب­دار خائنان مباش.///(ای پیغمبر) ما قرآن را به حق به سوی تو فرستادیم تا به آنچه خدا (به وحی خود) بر تو پدید آورده میان مردم حکم کنی، و نباید به نفع خیانتکاران (با مؤمنان) به خصومت برخیزی.///ما کتاب آسمانی را به راستی و درستی بر تو نازل کردیم تا [بر مبنای آن و] به مدد آنچه خداوند به تو باز نموده است، بین مردم داوری کنی، و مدافع خیانت‌پیشگان مباش‌///ما این کتاب را بحق بر تو نازل کردیم؛ تا به آنچه خداوند به تو آموخته، در میان مردم قضاوت کنی؛ و از کسانی مباش که از خائنان حمایت نمایی!///همانا فرستادیم کتاب را به سوی تو به حق تا حکومت کنی میان مردم بدانچه نمایاند تو را خدا و نباش برای خیانتکاران ستیزه‌گری‌///ما به‌راستی این کتاب را به کل حق (و حقانیت) بر تو نازل کردیم، تا میان مردمان به (موجب) آنچه خدا به تو نشان داده داوری کنی و زنهار که برای خیانتکاران جانب‌دار مباش. quran_en_fa But seek the forgiveness of Allah; for Allah is Oft-forgiving, Most Merciful. و از خدا آمرزش بخواه؛ زیرا خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///و از خدا آمرزش بخواه؛ زیرا خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///و از خدا آمرزش بخواه که او آمرزنده و مهربان است.///و از خدا آمرزش بخواه که خداوند آمرزنده‌ى مهربان است///و از خدا آمرزش بخواه، که خدا آمرزنده مهربان است.///و از خداوند آمرزش بخواه، خداوند همواره آمرزنده مهربان است.///و از خدا آمرزش طلب، که خدا آمرزنده و مهربان است.///و از خداوند آمرزش بخواه که خداوند آمرزگار مهربان است‌///و از خداوند، طلب آمرزش نما! که خداوند، آمرزنده و مهربان است.///و آمرزش خواه از خدا که خدا است آمرزنده مهربان‌///و از خدا پوشش بخواه، (که) همواره خدا بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان بوده است. quran_en_fa Contend not on behalf of such as betray their own souls; for Allah loveth not one given to perfidy and crime: و از کسانی که به خود خیانت می‌کنند دفاع مکن؛ زیرا خدا هر کس را که خیانت پیشه و گناه کار است دوست ندارد.///و از کسانی که به خود خیانت می‌کنند دفاع مکن؛ زیرا خدا هر کس را که خیانت پیشه و گناه کار است دوست ندارد.///و به خاطر کسانى که به خود خیانت مى‌ورزند مجادله مکن، که خدا خائنان گناهکار را دوست ندارد.///و در باره‌ى کسانى که به خود خیانت مى‌کنند بحث [و دفاع‌] نکن، زیرا خدا خیانتگر گناه پیشه را دوست ندارد///و از کسانى که به خویشتن خیانت مى‌کنند دفاع مکن، که خداوند هر کس را که خیانتگر و گناه‌پیشه باشد دوست ندارد.///و از کسانى که به خویشتن خیانت مى‌کنند، دفاع مکن، که خداوند خیانت‌پیشگان گنهکار را دوست ندارد.///و هرگز به خاطر مردمی که با نفوس خود خیانت می‌کنند (با اهل ایمان) جدال مکن، که همانا خدا آن را که خیانتکار و بد عمل است دوست نمی‌دارد.///و از کسانی که بر خود خیانت روا داشته‌اند، دفاع مکن که خداوند خیانتگران گنهکار را دوست ندارد///و از آنها که به خود خیانت کردند، دفاع مکن! زیرا خداوند، افراد خیانت‌پیشه گنهکار را دوست ندارد.///و ستیزه مکن از آنان که با خود خیانت می‌ورزند زیرا خدا دوست ندارد آن را که خیانت‌کننده گنهکار است‌///و از کسانی که به خودشان خیانت می‌کنند دفاع مکن. بی‌گمان خدا هر که را که خیانتکار و گناه‌پیشه بوده دوست نمی‌دارد. quran_en_fa They may hide (Their crimes) from men, but they cannot hide (Them) from Allah, seeing that He is in their midst when they plot by night, in words that He cannot approve: And Allah Doth compass round all that they do. [خیانت پیشگان خیانت خود را] از مردم پنهان می‌دارند، و [نمی توانند] از خدا پنهان نمایند، و خدا با آنان بود آن گاه که در جلسه مخفی شبانه، درباره طرح و نقشه و سخنی که خدا به آن رضایت نداشت، چاره اندیشی می‌کردند و خدا همواره به آنچه انجام می‌دهند، احاطه دارد.///[خیانت پیشگان خیانت خود را] از مردم پنهان می‌دارند، و [نمی توانند] از خدا پنهان نمایند، و خدا با آنان بود آن گاه که در جلسه مخفی شبانه، درباره طرح و نقشه و سخنی که خدا به آن رضایت نداشت، چاره اندیشی می‌کردند و خدا همواره به آنچه انجام می‌دهند، احاطه دارد.///از مردم پنهان مى‌دارند و از خدا پنهان نمى‌دارند، زیرا آنگاه که شب‌هنگام سخنانى که خدا از آن ناخشنود بود مى‌گفتند، خدا با آنها بود و خدا به هر چه مى‌کردند احاطه داشت.///[خیانت خود را] از مردم پنهان مى‌دارند و از خدا پنهان نمى‌کنند [و شرم نمى‌دارند] در صورتى که خدا در آن لحظه که شبانه به سخنان خلاف رضاى او مى‌پردازند با آنهاست، و خداوند بدانچه مى‌کنند محیط است/// [کارهاى نارواى خود را] از مردم پنهان مى‌دارند، و [لى نمى‌توانند] از خدا پنهان دارند، و چون شبانگاه به چاره‌اندیشى مى‌پردازند و سخنانى مى‌گویند که وى [بدان‌] خشنود نیست، او با آنان است. و خدا به آنچه انجام مى‌دهند همواره احاطه دارد.///[آنان کارهای خود را] از مردم پنهان مى‌کنند، ولى نمى‌توانند از خداوند پنهان دارند، و در مجالس شبانه، هنگامی که سخنانى مى‌گویند که مورد رضاى خدا نیست، خدا با آنان است و خداوند همواره به آنچه انجام مى‌دهند، احاطه دارد.///(مردم خیانتکار در کار خیانت) از مردم شرم می‌کنند ولی از خدا شرم نمی‌کنند و حال آنکه او با آنهاست هنگامی که شبانگاه سخنانی ناپسند در دل می‌اندیشند، و خدا (در آن حال هم) به هر چه کنند آگاه است.///اینان با مردم پنهانکاری می‌کنند، ولی نمی‌توانند چیزی را از خداوند پنهان بدارند، چرا که او در زمانی که شبانه سخنان ناپسند می‌گویند، همراه آنان است و خداوند به آنچه می‌کنند چیره است‌///آنها زشتکاری خود را از مردم پنهان می‌دارند؛ اما از خدا پنهان نمی‌دارند، و هنگامی که در مجالس شبانه، سخنانی که خدا راضی نبود می‌گفتند، خدا با آنها بود، خدا به آنچه انجام می‌دهند، احاطه دارد.///نهفتگی جویند از مردم و نهفتگی نمی‌جویند از خدا حال آنکه او با ایشان است هنگامی که درون می‌پرورانند آنچه را خوش ندارد از گفتار و خدا است بدانچه می‌کنند فراگیرنده‌///(کار و اسرار خود را) از مردم بسی پنهان می‌دارند و از خدا هیچ پنهان نمی‌دارند. و چون شبان‌گاه به چاره‌اندیشی می‌پردازند سخنانی می‌گویند که خدا (بدان‌ها) خشنود نیست. حال آنکه خدا (همچنان) با آنان است (و) خدا به آنچه انجام می‌دهند همواره احاطه داشته است. quran_en_fa Ah! These are the sort of men on whose behalf ye may contend in this world; but who will contend with Allah on their behalf on the Day of Judgment, or who will carry their affairs through? این شما [قبیله و عشیره خائنین] هستید که در زندگی دنیا از آنان دفاع کردید، ولی چه کسی است که در روز قیامت در برابر خدا از آنان دفاع کند؟ یا چه کسی است که [برای رهایی آنان از عذاب] کارسازشان باشد؟///این شما [قبیله و عشیره خائنین] هستید که در زندگی دنیا از آنان دفاع کردید، ولی چه کسی است که در روز قیامت در برابر خدا از آنان دفاع کند؟ یا چه کسی است که [برای رهایی آنان از عذاب] کارسازشان باشد؟///هان، این شمایید که در این جهان از آنان سخت جانبدارى کردید، کیست که در روز قیامت از آنان در برابر خدا جانبدارى کند یا چه کسى وکیل آنها خواهد بود؟///هان! اینک شما در زندگى دنیا از ایشان دفاع کردید، پس چه کسى روز رستاخیز [در دفاع‌] از آنان با خداوند مجادله خواهد کرد یا چه کسى حامى و مدافع آنها خواهد بود///هان، شما همانان هستید که در زندگى دنیا از ایشان جانبدارى کردید، پس چه کسى روز رستاخیز از آنان در برابر خدا جانبدارى خواهد کرد؟ یا چه کسى حمایتگر [و مدافع‌] آنان تواند بود؟///آرى! شما همان کسانى هستید که در زندگى دنیا از [منافقان و خیانت‌های] آنان جانبدارى می‌کردید، اما کیست که در روز قیامت در برابر خداوند از آنان جانبدارى کند؟ یا چه کسى کارساز آنان خواهد شد؟///به فرض که شما خود از طرف آنها در زندگانی دنیا دفاع توانید کرد، کدام کس طرفداری آنها را روز قیامت خواهد نمود؟ و چه کس به وکالت آنها تواند برخاست؟///بهوش باشید که گیریم شما از ایشان در زندگانی دنیا دفاع کردید، آنگاه در روز قیامت چه کسی از آنان در برابر خداوند دفاع می‌کند یا چه کسی نگهبان ایشان است؟///آری، شما همانها هستید که در زندگی این جهان، از آنان دفاع کردید! اما کیست که در برابر خداوند، در روز رستاخیز از آنها دفاع کند؟! یا چه کسی است که وکیل و حامی آنها باشد؟!///اینک شما از ایشان دفاع کردید در زندگانی دنیا پس کیست تا خدا را دفاع کند از ایشان روز قیامت یا کیست که باشد بر ایشان وکیل‌///هان! شما همانان هستید که در زندگی دنیا (تان) از اینان جانبداری کردید. پس چه کس به روز رستاخیز از آنان در برابر خدا جانبداری خواهد کرد؟ یا چه کسی حمایتگر و کارگزار آنان خواهد بود؟ quran_en_fa If any one does evil or wrongs his own soul but afterwards seeks Allah's forgiveness, he will find Allah Oft-forgiving, Most Merciful. و هر کس کار زشتی کند یا برخود ستم ورزد، سپس از خدا آمرزش بخواهد، خدا را بسیار آمرزنده و مهربان خواهد یافت.///و هر کس کار زشتی کند یا برخود ستم ورزد، سپس از خدا آمرزش بخواهد، خدا را بسیار آمرزنده و مهربان خواهد یافت.///و هر که کارى ناپسند کند یا به خود ستم روا دارد، آنگاه از خدا آمرزش خواهد، خدا را آمرزنده و مهربان خواهد یافت.///و هر که کار بدى کند یا به خود ستم کند، سپس از خداوند آمرزش بخواهد خدا را آمرزنده و مهربان خواهد یافت///و هر کس کار بدى کند، یا بر خویشتن ستم ورزد؛ سپس از خدا آمرزش بخواهد، خدا را آمرزنده مهربان خواهد یافت.///و هر کس کار بدى کند یا بر خویشتن ستم نماید، سپس از خداوند طلب آمرزش کند، خداوند را آمرزنده و مهربان خواهد یافت.///و هر که عمل زشتی از او سرزند یا به خویشتن ستم کند سپس از خدا طلب آمرزش و عفو نماید خدا را بخشنده و مهربان خواهد یافت.///و هرکس بدی یا بر خویش ستم کند، سپس از خداوند آمرزش بخواهد، خدا را آمرزگاری مهربان می‌یابد///کسی که کار بدی انجام دهد یا به خود ستم کند، سپس از خداوند طلب آمرزش نماید، خدا را آمرزنده و مهربان خواهد یافت.///و کسی که به کاری زشت بپردازد یا ستم کند بر خویشتن و سپس از خدا آمرزش خواهد بیابد خداوند را آمرزنده مهربان‌///و هر کس بدی‌ای کند، یا بر خویشتن ستمی روا دارد، سپس از خدا پوشش بخواهد، خدا را پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان خواهد یافت. quran_en_fa And if any one earns sin. he earns it against His own soul: for Allah is full of knowledge and wisdom. و هر کس مرتکب گناهی شود، فقط به زیان خود مرتکب می‌شود؛ و خدا همواره دانا و حکیم است.///و هر کس مرتکب گناهی شود، فقط به زیان خود مرتکب می‌شود؛ و خدا همواره دانا و حکیم است.///و هر که گناهى کند، آن گناه به زیان خود کرده است، و خدا دانا و حکیم است.///و هر که گناهى مرتکب شود، تنها به زیان خود کار مى‌کند و خداوند آگاه و حکیم است///و هر کس گناهى مرتکب شود، فقط آن را به زیان خود مرتکب شده، و خدا همواره داناى سنجیده‌کار است.///و هر کس گناهى مرتکب شود، تنها به زیان خویش کار کرده، و خداوند همواره دانایى فرزانه است.///هر که گناهی کند به خود زیان رسانده، و خدا دانا و کارش از روی حکمت است.///و هرکس مرتکب گناهی شود، به زیان خویش چنین کاری کرده است، و خداوند دانای فرزانه است‌///و کسی که گناهی مرتکب شود، به زیان خود مرتکب شده؛ خداوند، دانا و حکیم است.///و کسی که گنهی فراهم آورد همانا بر خویشتن آورده است و خدا است دانای حکیم‌///و هر کس خطایی مرتکب شود، آن را به زیان خود مرتکب شده و خدا همواره بس دانای فرزانه بوده است. quran_en_fa But if any one earns a fault or a sin and throws it on to one that is innocent, He carries (on himself) (Both) a falsehood and a flagrant sin. و هر کس مرتکب خطا یا گناهی شود، سپس آن را به بی گناهی نسبت دهد، بی تردید بهتان و گناهی آشکار بر دوش گرفته است.///و هر کس مرتکب خطا یا گناهی شود، سپس آن را به بی گناهی نسبت دهد، بی تردید بهتان و گناهی آشکار بر دوش گرفته است.///و هر که خود خطا یا گناهى کند آنگاه بى‌گناهى را بدان متهم سازد، هر آینه بار تهمت و گناهى آشکار را بر دوش خود کشیده است.///و هر که خطا یا گناهى کند، سپس آن را به بى‌گناهى نسبت دهد، زیر بار بهتان و گناه آشکارى رفته است///و هر کس خطا یا گناهى مرتکب شود؛ سپس آن را به بى‌گناهى نسبت دهد، قطعا بهتان و گناه آشکارى بر دوش کشیده است.///و هر کس خطایى یا گناهى کند، سپس آن را به گردن بى‌گناهى اندازد، به یقین بار تهمت و گناهى آشکار را بر دوش کشیده است.///و هر کس خطا یا گناهی از او سر زند و تهمت به بی‌گناهی بندد مرتکب بهتان و گناه بزرگ و آشکاری شده است.///و کسی که مرتکب خطا یا گناهی شود، سپس آن را به گردن بیگناهی بیندازد، زیر بار بهتان و گناهی آشکار رفته است‌///و کسی که خطا یا گناهی مرتکب شود، سپس بیگناهی را متهم سازد، بار بهتان و گناه آشکاری بر دوش گرفته است.///و کسی که فراهم کند لغزش یا گنهی را سپس بسوی کسی که بیزار باشد افکندش همانا بار کرده است بر خود تهمتی و گناهی آشکار را///و هر کس خطا یا گناهی -مانع از خیری- به دست آرد، سپس آن را به بی‌گناهی نسبت دهد، پس بی‌گمان بهتان و گناه دنباله‌دار آشکارگری بر دوش کشیده است. quran_en_fa But for the Grace of Allah to thee and his Mercy, a party of them would certainly have plotted to lead thee astray. But (in fact) they will only Lead their own souls astray, and to thee they can do no harm in the least. For Allah hath sent down to thee the Book and wisdom and taught thee what thou Knewest not (before): And great is the Grace of Allah unto thee. و اگر فضل و رحمت خدا بر تو نبود، گروهی از عشیره و قبیله خائنان تصمیم داشتند تو را [از داوری عادلانه] منحرف کنند، [این سبک مغزان خیالباف] جز خودشان را منحرف نمی‌کنند، و هیچ زیانی به تو نمی‌رسانند. و خدا کتاب و حکمت را بر تو نازل کرد، و آنچه را نمی‌دانستی به تو آموخت؛ و همواره فضل خدا بر تو بزرگ است.///و اگر فضل و رحمت خدا بر تو نبود، گروهی از عشیره و قبیله خائنان تصمیم داشتند تو را [از داوری عادلانه] منحرف کنند، [این سبک مغزان خیالباف] جز خودشان را منحرف نمی‌کنند، و هیچ زیانی به تو نمی‌رسانند. و خدا کتاب و حکمت را بر تو نازل کرد، و آنچه را نمی‌دانستی به تو آموخت؛ و همواره فضل خدا بر تو بزرگ است.///اگر فضل و رحمت خدا شامل حال تو نبود، گروهى از کافران قصد آن داشتند که تو را گمراه کنند، ولى آنان جز خود را گمراه نکنند و هیچ زیانى به تو نرسانند. و خدا بر تو کتاب و حکمت نازل کرد و چیزهایى به تو آموخت که از این پیش نمى‌دانسته‌اى و خدا لطف بزرگ خود را بر تو ارزانى داشت.///و اگر فضل و مهر خدا بر تو نبود، گروهى از آنها قصد داشتند تو را [در داورى‌] از راه به در کنند، ولى آنها جز خود را گمراه نکنند و هیچ زیانى به تو نرسانند، و خدا کتاب و حکمت بر تو نازل کرد و آنچه را نمى‌دانستى به تو آموخت، و تفضل خداوند بر تو بزرگ است///و اگر فضل خدا و رحمت او بر تو نبود، طایفه‌اى از ایشان آهنگ آن داشتند که تو را از راه به در کنند، و [لى‌] جز خودشان [کسى‌] را گمراه نمى‌سازند، و هیچ گونه زیانى به تو نمى‌رسانند. و خدا کتاب و حکمت بر تو نازل کرد و آنچه را نمى‌دانستى به تو آموخت، و تفضل خدا بر تو همواره بزرگ بود.///و اگر فضل و رحمت خداوند، شامل حال تو نبود، گروهى از منافقان تصمیم داشتند که تو را [در داوری] منحرف کنند؛ اما جز خودشان را گمراه نمى‌کنند و به تو هیچ زیانى نمى‌رسانند. و خداوند کتاب و حکمت را بر تو نازل کرد، و آنچه را نمى‌دانستى به تو آموخت. و فضل خداوند بر تو، بسى بزرگ بوده است.///و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال تو نبود گروهی از آنان (دشمنان اسلام) همت بر آن گماشته بودند که تو را از راه صواب دور سازند، حال آنکه آنها خود را از راه حق و صواب دور ساخته و به تو هیچ زیانی نتوانند رسانید و خدا به تو این کتاب (قرآن مجید) و (مقام) حکمت (و نبوت) را عطا کرده و آنچه را که نمی‌دانستی به تو بیاموخت، و خدا را با تو لطف عظیم و عنایت بی‌اندازه است.///و اگر لطف و رحمت الهی در حق تو نبود، گروهی از ایشان کوشیده بودند که تو را گمراه کنند و در واقع کسی را جز خود را گمراه نکنند و کوچکترین زیانی به تو نرسانند و خداوند بر تو کتاب و حکمت نازل کرد و [به وحی خویش‌] به تو چیزی را که نمی‌دانستی آموخت و لطف الهی بر تو بسیار است‌///اگر فضل و رحمت خدا شامل حال تو نبود، گروهی از آنان تصمیم داشتند تو را گمراه کنند؛ اما جز خودشان را گمراه نمی‌کنند؛ و هیچ‌گونه زیانی به تو نمی‌رسانند. و خداوند، کتاب و حکمت بر تو نازل کرد؛ و آنچه را نمی‌دانستی، به تو آموخت؛ و فضل خدا بر تو (همواره) بزرگ بوده است.///و اگر نبود فضل خدا و رحمتش بر تو همانا آهنگ کردند گروهی از ایشان که گمراهت کنند و گمراه نکنند جز خویشتن را و زیانت نرسانند به چیزی و فرستاد خدا بر تو کتاب و حکمت را و بیاموخت آنچه را ندانستی و همانا فضل خدا است بر تو بزرگ‌///و اگر فضل و رحمت خدا بر (سر و سامان) تو نبود، گروهی از آنان همت می‌گماردند تا گمراهت کنند و بجز خودشان را گمراه نمی‌کنند و به تو هیچ زیانی نمی‌رسانند. و خدا بر تو کتاب و حکمت فرو فرستاد و آنچه نمی‌توانسته‌ای بدانی به تو آموخت و فزون‌بخشی خدا بر تو، با عظمت (و بزرگوارانه‌) بوده است. quran_en_fa In most of their secret talks there is no good: But if one exhorts to a deed of charity or justice or conciliation between men, (Secrecy is permissible): To him who does this, seeking the good pleasure of Allah, We shall soon give a reward of the highest (value). در بسیاری از رازگویی‌های آنان خیری نیست، جز کسی که [از این طریق] به صدقه، یا کار نیک، یا اصلاح در میان مردم فرمان دهد؛ و هر که برای طلب خشنودی خدا چنین کند، پس پاداش بزرگی به او خواهیم داد.///در بسیاری از رازگویی‌های آنان خیری نیست، جز کسی که [از این طریق] به صدقه، یا کار نیک، یا اصلاح در میان مردم فرمان دهد؛ و هر که برای طلب خشنودی خدا چنین کند، پس پاداش بزرگی به او خواهیم داد.///در بسیارى از نجواهایشان فایده‌اى نیست، مگر در سخن آنان که به صدقه‌دادن یا نیکى‌کردن و یا آشتى‌جویى فرمان مى‌دهند. و آن کس را که براى خشنودى خداى چنین کند مزد بزرگى خواهیم داد.///در بسیارى از رازگویى [هاى‌] آنها خیرى نیست، مگر کسى که به صدقه یا کار نیک یا اصلاح میان مردم امر کند. و هر که براى کسب رضاى خدا چنین کند، او را پاداش بزرگى خواهیم داد///در بسیارى از رازگوییهاى ایشان خیرى نیست، مگر کسى که [بدین وسیله‌] به صدقه یا کار پسندیده یا سازشى میان مردم، فرمان دهد. و هر کس براى طلب خشنودى خدا چنین کند، به زودى او را پاداش بزرگى خواهیم داد.///در بسیارى از سخنان در گوشى آنان، سودى نیست، مگر [سخن] کسى که به صدقه یا کار نیک یا اصلاح و آشتى میان مردم فرمان دهد. و هر کس براى به دست آوردن خشنودى خدا چنین کند، به زودى پاداشى بزرگ به او خواهیم داد.///هیچ فایده و خیری در سخنان سری آنها نیست مگر آنکه کسی به صدقه دادن و نیکویی کردن و اصلاح میان مردم امر کند؛ و هر که در طلب رضای خدا چنین کند به زودی به او اجر عظیم کرامت کنیم.///در اغلب رازگویی‌های ایشان خیری نیست، مگر آنکه کسی به صدقه یا به نیکوکاری یا اصلاح بین مردم بپردازد و هر کس که در طلب خشنودی خداوند چنین کاری کند، به زودی به او پاداش بزرگی خواهیم داد///در بسیاری از سخنان درگوشی (و جلسات محرمانه) آنها، خیر و سودی نیست؛ مگر کسی که (به این وسیله،) امر به کمک به دیگران، یا کار نیک، یا اصلاح در میان مردم کند؛ و هر کس برای خشنودی پروردگار چنین کند، پاداش بزرگی به او خواهیم داد.///نیست نیکیی در بسیاری از رازگوئیشان جز آنکه امر کند به صدقه یا نیکی یا کارسازی میان مردم و آن کس که این کار را کند از پی خوشنودی خدا بزودی دهیمش پاداشی بزرگ‌///در بسیاری از رازگویی‌هایشان هرگز خیری نیست، مگر کسی که (بدین وسیله) به صدقه یا کار پسندیده یا سازشی میان مردمان، فرمان دهد. و هر کس برای طلب خشنودی خدا چنان کند، در آینده‌ای [: رجعت، برزخ و قیامت] او را پاداش بزرگی خواهیم داد. quran_en_fa If anyone contends with the Messenger even after guidance has been plainly conveyed to him, and follows a path other than that becoming to men of Faith, We shall leave him in the path he has chosen, and land him in Hell,- what an evil refuge! و هر کس بعد از آنکه [راه] هدایت برایش روشن و آشکار شد، با پیامبر مخالفت و دشمنی کند و از راهی جز راه مؤمنان پیروی نماید، او را به همان سو که رو کرده واگذاریم، و به دوزخ درآوریم؛ و آن بد بازگشت گاهی است.///و هر کس بعد از آنکه [راه] هدایت برایش روشن و آشکار شد، با پیامبر مخالفت و دشمنی کند و از راهی جز راه مؤمنان پیروی نماید، او را به همان سو که رو کرده واگذاریم، و به دوزخ درآوریم؛ و آن بد بازگشت گاهی است.///هر که پس از آشکار شدن راه هدایت با پیامبر مخالفت ورزد و از شیوه‌اى جز شیوه مؤمنان پیروى کند، بدان سوى که پسند اوست بگردانیمش و به جهنمش افکنیم، و جهنم سرانجام بدى است.///و هر که پس از روشن شدن راه هدایت، با پیامبر ستیزه کند و راهى غیر از راه مؤمنان در پیش گیرد، وى را به همان سو که رو کرده برگردانیم و به دوزخش کشانیم که بد سر انجامى است///و هر کس، پس از آنکه راه هدایت براى او آشکار شد با پیامبر به مخالفت برخیزد، و [راهى‌] غیر راه مؤمنان در پیش گیرد، وى را بدانچه روى خود را بدان سو کرده واگذاریم و به دوزخش کشانیم، و چه بازگشتگاه بدى است.///و هر کس پس از آن که راه هدایت برایش آشکار شد، با پیامبر مخالفت کند و از راهى جز راه مؤمنان پیروى کند، او را به همان سوى که روى کرده واگذاریم و وی را به دوزخ افکنیم. و چه بد فرجامى است!///و هر کس پس از روشن بودن راه حق بر او، با رسول او به مخالفت برخیزد و راهی غیر طریق اهل ایمان پیش گیرد وی را به همان (طریق باطل و راه ضلالت) که برگزیده واگذاریم و او را به جهنم درافکنیم، که آن مکان بسیار بد منزلگاهی است.///و هرکس پس از آنکه حق و هدایت برایش آشکار شد با پیامبر مخالفت کند و راهی جز راه مسلمانان در پیش گیرد، او را با مراد خویش وامی‌گذاریم و به دوزخش در می‌آوریم و چه بد سرانجامی است‌///کسی که بعد از آشکار شدن حق، با پیامبر مخالفت کند، و از راهی جز راه مؤمنان پیروی نماید، ما او را به همان راه که می‌رود می‌بریم؛ و به دوزخ داخل می‌کنیم؛ و جایگاه بدی دارد.///و آن کس که مخالفت کند با پیمبر پس از آنکه پدیدار شد برایش هدایت و پیروی کند غیر از راه مؤمنان را رسانیمش بدانچه دوست دارد و افکنیمش در دوزخ و چه بد بازگشتگاهی است‌///و هر کس - پس از آنکه راه هدایت برایش آشکار شد - با پیامبر اختلاف کند (و میان خود و پیامبر جدایی افکند) و (راهی) جز راه مؤمنان را (که همان راه پیامبر سوی خداست) در پیش گیرد، او را بدانچه روی خود را بدان سو کرده واگذاریم و گیرانه‌ی جهنمش کنیم و چه بازگشت‌گاه بدی است. quran_en_fa Allah forgiveth not (The sin of) joining other gods with Him; but He forgiveth whom He pleaseth other sins than this: one who joins other gods with Allah, Hath strayed far, far away (from the right). مسلما خدا این را که به او شرک آورده شود نمی‌آمرزد، و فروتر از آن را برای هر که بخواهد می‌آمرزد. و هر که به خدا شرک ورزد، یقینا به گمراهی بسیار دوری دچار شده است.///مسلما خدا این را که به او شرک آورده شود نمی‌آمرزد، و فروتر از آن را برای هر که بخواهد می‌آمرزد. و هر که به خدا شرک ورزد، یقینا به گمراهی بسیار دوری دچار شده است.///خدا کسى را که براى او شریکى قرار دهد نمى‌آمرزد و جز آن هر گناهى را براى هر که خواهد، مى‌آمرزد. و هر کس که براى خدا شریکى قرار دهد سخت به گمراهى افتاده است.///قطعا خدا این گناه را که براى او همتا گرفته شود نمى‌بخشد، ولى پایین‌تر از آن را براى هر که خواهد مى‌آمرزد. و هر که براى خدا شریک بگیرد، قطعا دچار گمراهى دورى شده است///خداوند، این را که به او شرک آورده شود، نمى‌آمرزد؛ و فروتر از آن را بر هر که بخواهد مى‌بخشاید. و هر کس به خدا شرک ورزد، قطعا دچار گمراهى دور و درازى شده است.///بى‌گمان خداوند [گناه] شرک را [بدون توبه] نمى‌آمرزد؛ ولى پایین‌تر و کمتر از آن را براى هر که بخواهد مى‌بخشد. و هر کس براى خدا همتایى قرار دهد، قطعا دچار گمراهى دور و درازى شده است.///خدا گناه شرک را نخواهد بخشید و ما دون شرک را بر هر که مشیتش تعلق گیرد می‌بخشد. و هر که به خدا شرک آرد به گمراهی سخت و دور (از سعادت) در افتاده است.///خداوند [این گناه را] نمی‌آمرزد که برایش شریک قائل شوند، و جز این [هر گناهی‌] را برای هرکس که بخواهد می‌آمرزد و هرکس به خداوند شرک‌ورزد، دچار گمراهی دور و درازی شده است‌///خداوند، شرک به او را نمی‌آمرزد؛ (ولی) کمتر از آن را برای هر کس بخواهد (و شایسته بداند) می‌آمرزد. و هر کس برای خدا همتایی قرار دهد، در گمراهی دوری افتاده است.///همانا خدا نمی‌آمرزد آنکه شرک ورزیده شود بدو و می‌آمرزد جز آن را برای هر کس خواهد و کسی که شرک ورزد به خدا همانا گمراه شده است گمراهی دور///خدا از اینکه به او شرک آورده شود، هرگز در نمی‌گذرد و فروتر از آن را بر هر که بخواهد (با شروطش) می‌پوشاند و هر کس به خدا شرک ورزد، بی‌چون دچار گمراهی دور و درازی شده است. quran_en_fa (The Pagans), leaving Him, call but upon female deities: They call but upon satan the persistent rebel! مشرکان به جای خدا جز جماداتی را [که هیچ اثری ندارند، و همیشه محکوم تأثیر عوامل دیگرند] نمی‌پرستند، و در حقیقت جز شیطان سرکش گمراه را اطاعت نمی‌کنند.///مشرکان به جای خدا جز جماداتی را [که هیچ اثری ندارند، و همیشه محکوم تأثیر عوامل دیگرند] نمی‌پرستند، و در حقیقت جز شیطان سرکش گمراه را اطاعت نمی‌کنند.///نمى‌خوانند سواى الله مگر الاهه‌هایى را و نمى‌خوانند سواى الله مگر شیطانى سرکش را.///[مشرکان‌] به جاى او جز [جمادات‌] مؤنث (لات و عزى) را نمى‌خوانند و جز شیطان سرکش را نمى‌خوانند [و بندگى نمى‌کنند]/// [مشرکان‌]، به جاى او، جز بتهاى مادینه را [به دعا] نمى‌خوانند، و جز شیطان سرکش را نمى‌خوانند.///آنچه آنها غیر از خدا مى‌خوانند، تنها بت‌هایى است [که نام‌های] مؤنث [بر آنها نهاده‌اند و در حقیقت]، آنها جز شیطانی سرکش را نمی‌خوانند.///(مشرکان) نمی‌خوانند غیر خدای عالم جز دخترانی را (بتهایی را که نام دختران بر آنها نهاده‌اند) و نمی‌خوانند جز شیطان سرکش را.///اینان به جای خداوند جز مادگانی را نمی‌پرستند، و جز شیطان سرکش را پرستش نمی‌کنند///آنچه غیر از خدا می‌خوانند، فقط بتهایی است (بی‌روح)، که هیچ اثری ندارد؛ و (یا) شیطان سرکش و ویرانگر است.///نمی‌خوانند جز او مگر مادگانی را و نمی‌خوانند جز شیطانی گردنکش را///(مشرکان) به جای او، جز مادینه‌ای را نمی‌خوانند، و جز شیطانی سرکش را نمی (خواهند و نمی) خوانند. quran_en_fa Allah did curse him, but he said: "I will take of Thy servants a portion Marked off; خدا شیطان را از رحمتش دور کرد؛ و [او] گفت: سوگند می‌خورم که از میان بندگانت سهمی معین [برای پیروی از فرهنگ ویرانگرم] برخواهم گرفت.///خدا شیطان را از رحمتش دور کرد؛ و [او] گفت: سوگند می‌خورم که از میان بندگانت سهمی معین [برای پیروی از فرهنگ ویرانگرم] برخواهم گرفت.///خدایش لعنت کرد. و شیطان گفت: گروهى معین از بندگانت را به فرمان خویش مى‌گیرم.///خدا او را لعنت کرد و او گفت: حتما از میان بندگانت سهم معینى خواهم گرفت///خدا لعنتش کند، [وقتى که‌] گفت: «بى‌گمان، از میان بندگانت نصیبى معین [براى خود] برخواهم گرفت.///[شیطانى که] خداوند لعنتش کرد و او گفت: «قطعا از میان بندگانت، [عده‌اى را پیرو خود خواهم ساخت و] سهمى معین خواهم گرفت.///که خدا آن (شیطان) را از درگاه رحمت خود دور کرده (زیرا به مجادله با خدا برخاست) و گفت: من از بندگان تو قسمتی معین را زیر بار طاعت خود خواهم کشید.///که خداوند او را گرفتار لعنت کرد و او گفت از بندگان تو سهم معینی برمی‌گیرم‌///خدا او را از رحمت خویش دور ساخته؛ و او گفته است: «از بندگان تو، سهم معینی خواهم گرفت!///که دورش کرده است خدا و گفت هر آینه بگیرم از بندگان تو بهره‌ای معین را///خدا لعنتش کرده حال آنکه گفت: «بی‌گمان، از میان بندگانت همواره نصیبی جداسازی شده (برای خود) بر خواهم گرفت‌؛» quran_en_fa "I will mislead them, and I will create in them false desires; I will order them to slit the ears of cattle, and to deface the (fair) nature created by Allah." Whoever, forsaking Allah, takes satan for a friend, hath of a surety suffered a loss that is manifest. و یقینا آنان را گمراه می‌کنم، و دچار آرزوهای دور و دراز [و واهی و پوچ] می‌سازم، و آنان را وادار می‌کنم که گوش‌های چهارپایان را [به نشانه حرام بودن بهره گیری از آنان] بشکافند، و فرمانشان می‌دهم که آفرینش خدایی را تغییر دهند [به این صورت که جنسیت مرد را به زن و زن را به مرد برگردانند، و فطرت پاکشان را به شرک بیالایند، و زیبایی‌های طبیعی، روحی، جسمی خود را به زشتی‌ها تبدیل کنند]. و هر کس شیطان را به جای خدا سرپرست ویار خود گیرد، مسلما به زیان آشکاری دچار شده است.///و یقینا آنان را گمراه می‌کنم، و دچار آرزوهای دور و دراز [و واهی و پوچ] می‌سازم، و آنان را وادار می‌کنم که گوش‌های چهارپایان را [به نشانه حرام بودن بهره گیری از آنان] بشکافند، و فرمانشان می‌دهم که آفرینش خدایی را تغییر دهند [به این صورت که جنسیت مرد را به زن و زن را به مرد برگردانند، و فطرت پاکشان را به شرک بیالایند، و زیبایی‌های طبیعی، روحی، جسمی خود را به زشتی‌ها تبدیل کنند]. و هر کس شیطان را به جای خدا سرپرست ویار خود گیرد، مسلما به زیان آشکاری دچار شده است.///و البته گمراهشان مى‌کنم و آرزوهاى باطل در دلشان مى‌افکنم و به آنان فرمان مى‌دهم تا گوشهاى چارپایان را بشکافند. و به آنان فرمان مى‌دهم تا خلقت خدا را دگرگون سازند. و هر کس که به جاى خدا شیطان را به دوستى برگزیند زیانى آشکار کرده است.///و به یقین گمراهشان مى‌کنم و به دام آرزوها مى‌اندازم و وادارشان مى‌کنم تا گوش چهارپایان را [به عنوان تحریم‌] بشکافند، و فرمان مى‌دهم تا خلقت خدا را [به عنوان بدعت‌] تغییر دهند. و هر که شیطان را به جاى خدا سرپرست خود گیرد، قطعا دستخوش زیان آشکارى شده///و آنان را سخت گمراه و دچار آرزوهاى دور و دراز خواهم کرد، و وادارشان مى‌کنم تا گوشهاى دامها را شکاف دهند، و وادارشان مى‌کنم تا آفریده خدا را دگرگون سازند.» و [لى‌] هر کس به جاى خدا، شیطان را دوست [خدا] گیرد، قطعا دستخوش زیان آشکارى شده است.///و مسلما آنان را گمراه می‌کنم و به آرزوها سرگرمشان می‌سازم و به آنان دستور مى‌دهم که [کارهای خرافى انجام دهند،] گوش چهارپایان را بشکافند [تا علامت باشد که این حیوان سهم بت‌هاست،] و به آنان فرمان مى‌دهم که آفرینش خدا را دگرگون سازند.» و هر کس به جاى خدا، شیطان را دوست و سرپرست خود برگزیند، بى‌گمان به زیانى آشکار دچار گردیده است.///و سخت گمراهشان کنم و به آرزو (های باطل و دور و دراز) درافکنم و دستور دهم تا گوش حیوانات ببرند (که اینها نصیب بتهاست) و امر کنم تا خلقت خدا را تغییر دهند، و (ای بندگان بدانید) هر کس شیطان را دوست گیرد نه خدا را، سخت زیان کرده زیانی آشکار.///و آنگاه آنان را به گمراهی می‌کشانم و به [دام‌] آرزوهای دور و دراز می‌اندازم و می‌فرمایمشان تا گوشهای چارپایان را ببرند و می‌فرمایمشان تا آفرینش الهی را دگرگون کنند، و هرکس که شیطان را به جای خداوند دوست گیرد، آشکارا زیانکار شده است‌///و آنها را گمراه می‌کنم! و به آرزوها سرگرم می‌سازم! و به آنان دستور می‌دهم که (اعمال خرافی انجام دهند، و) گوش چهارپایان را بشکافند، و آفرینش پاک خدایی را تغییر دهند! (و فطرت توحید را به شرک بیالایند!)» و هر کس، شیطان را به جای خدا ولی خود برگزیند، زیان آشکاری کرده است.///و همانا گمراهشان کنم و به آرزوشان افکنم و بفرمایمشان که بشکافند گوشهای چهارپایان را و بفرمایمشان که برگردانند آفرینش خدا را و کسی که شیطان را به دوستی گزیند جز خدا همانا زیان کرده است زیانی آشکار///«و همانا آنان را بی‌گمان سخت گمراه و دچار آرزوهای دور و درازی خواهم کرد و همواره وادارشان می‌کنم تا بی‌چون گوش‌های دام‌ها را بشکافند و (نیز) وادارشان می‌کنم تا خلق‌الله [: فطرت خداداد] را دگرگون سازند.» و هر کس به جای خدا، شیطان را ولی خود برگیرد، بی‌گمان دستخوش زیان آشکارگری شده است. quran_en_fa Satan makes them promises, and creates in them false desires; but satan's promises are nothing but deception. شیطان به آنان وعده [دروغ] می‌دهد، و در آرزوها [ی سرابوار] می‌اندازد، و جز وعده فریبنده به آنان نمی‌دهد.///شیطان به آنان وعده [دروغ] می‌دهد، و در آرزوها [ی سرابوار] می‌اندازد، و جز وعده فریبنده به آنان نمی‌دهد.///به آنها وعده مى‌دهد و به آرزوشان مى‌افکند و شیطان آنان را جز به فریب وعده ندهد.///[آرى‌] شیطان وعده‌شان مى‌دهد و آنها را آرزومند مى‌کند، لکن شیطان به آنها جز فریب وعده نمى‌دهد/// [آرى،] شیطان به آنان وعده مى‌دهد، و ایشان را در آرزوها مى‌افکند، و جز فریب به آنان وعده نمى‌دهد.///[آری! شیطان] به آنان وعده مى‌دهد و به آرزوها، سرگرمشان مى‌سازد. و شیطان جز فریب و نیرنگ، وعده‌اى به آنان نمى‌دهد.///(شیطان) آنان را بسیار وعده دهد و آرزومند و امیدوار کند، ولی آنان را چیزی به جز غرور و فریب وعده نمی‌دهد.///به آنان وعده می‌دهد و ایشان را به [دام‌] آرزو می‌اندازد و شیطان وعده‌ای جز فریب به آنان نمی‌دهد///شیطان به آنها وعده‌ها (ی دروغین) می‌دهد؛ و به آرزوها، سرگرم می‌سازد؛ در حالی که جز فریب و نیرنگ، به آنها وعده نمی‌دهد.///نویدشان دهد و به آرزوشان افکند و نویدشان ندهد شیطان مگر فریب (سرگرمی)///(آری،) شیطان به آنان وعده می‌دهد و ایشان را در (ژرفای) آرزوها می‌افکند و شیطان جز فریبی به آنان وعده نمی‌دهد. quran_en_fa They (his dupes) will have their dwelling in Hell, and from it they will find no way of escape. اینان [که پیروان شیطان اند] جایگاهشان دوزخ است، و از آن هیچ راه فراری نیابند.///اینان [که پیروان شیطان اند] جایگاهشان دوزخ است، و از آن هیچ راه فراری نیابند.///مکانشان در جهنم است و در آنجا راه گریزى نخواهند یافت.///آنها جایگاهشان جهنم است و هیچ راه گریزى از آن نیابند///آنان جایگاهشان جهنم است، و از آن راه گریزى ندارند.///آنان، جایگاهشان دوزخ است و از آن راه گریزى نمی‌یابند.///ایشان را منزلگاه جهنم است و از آن مفر و گریزگاهی نخواهند یافت.///سرا و سرانجام ایشان جهنم است و گریزگاهی از آن ندارند///آنها [= پیروان شیطان‌] جایگاهشان جهنم است؛ و هیچ راه فراری ندارند.///آنان جایگاهشان دوزخ است و نیابند از آن چاره‌ای‌///آنان پناهگاهشان جهنم است و از آن راه گریزی نیابند. quran_en_fa But those who believe and do deeds of righteousness,- we shall soon admit them to gardens, with rivers flowing beneath,-to dwell therein for ever. Allah's promise is the truth, and whose word can be truer than Allah's? و کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، به زودی آنان را در بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، درآوریم، در آن جاودانه‌اند. وعده خدا حق است، و راستگوتر از خدا در گفتار کیست؟///و کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، به زودی آنان را در بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، درآوریم، در آن جاودانه‌اند. وعده خدا حق است، و راستگوتر از خدا در گفتار کیست؟///و کسانى را که ایمان آورده‌اند و کارهاى نیکو کرده‌اند به بهشتهایى درمى‌آوریم که در آن نهرها روان است و در آنجا جاویدانند. وعده بر حق خداوند است، و چه کسى از او راستگوى‌تر است؟///و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کردند، آنها را به بهشت‌هایى که از پاى درختانش نهرها جارى است، در مى‌آوریم که همیشه در آن باشند. وعده‌ى خدا راست است و چه کسى از خدا در سخن راستگوتر است///و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، به زودى آنان را در بوستانهایى که از زیر [درختان‌] آن، نهرها روان است درآوریم. همیشه در آن جاودانند. وعده خدا راست است و چه کسى در سخن، از خدا راستگوتر است؟///و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، به زودى آنان را در باغ‌هایى وارد مى‌کنیم که از زیر [درختان] آن جوى‌ها روان است. جاودانه در آن خواهند بود. وعده‌ى الهى راست است. و چه کسى در سخن گفتن، راستگوتر از خداوند است؟///و آنان که به خدا گرویدند و کارهای شایسته کردند به زودی آنها را به بهشتی درآوریم که زیر درختانش نهرها جاری است و همیشه برای ابد در آن باشند. وعده خدا حق است، و کیست در گفتار راستگوتر از خدا؟!///و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، زودا که به بوستانهایی درآوریمشان که جویباران از فرودست آن جاری است [و] جاودانه در آنند، وعده الهی حق است و کیست راستگوتر از خدا؟///و کسانی که ایمان آورده‌اند و اعمال صالح انجام داده‌اند، بزودی آن را در باغهایی از بهشت وارد می‌کنیم که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند. وعده حق خداوند است و کیست که در گفتار و وعده‌هایش، از خدا صادقتر باشد؟!///و آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند بزودی درآریمشان باغهائی که جاری است در آنها جویها جاودانان در آن همیشه وعده خدا به درست و کیست راستگوتر از خدا در سخن‌///و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته (‌ی ایمان) کردند، در آینده‌ای نزدیک، آنان را در بوستان‌هایی که از زیر (درختان) شان، نهرها روان است در می‌آوریم، حال آنکه در آن جاودانه‌اند. وعده‌ی حقانی خدا را بپذیرید و چه کسی در سخن، از خدا راستگوتر است‌؟ quran_en_fa Not your desires, nor those of the People of the Book (can prevail): whoever works evil, will be requited accordingly. Nor will he find, besides Allah, any protector or helper. [کیفر و پاداش] نه بر وفق آرزوهای [واهی] برخی از شما [مسلمانان] است، و نه بر وفق آرزوهای [پوچ] اهل کتاب. هر کس مرتکب کار زشتی شود، به آن کیفر داده می‌شود؛ و جز خدا سرپرست و یاوری برای خود نخواهد یافت.///[کیفر و پاداش] نه بر وفق آرزوهای [واهی] برخی از شما [مسلمانان] است، و نه بر وفق آرزوهای [پوچ] اهل کتاب. هر کس مرتکب کار زشتی شود، به آن کیفر داده می‌شود؛ و جز خدا سرپرست و یاوری برای خود نخواهد یافت.///نه بر وفق مراد شماست و نه بر وفق مراد اهل کتاب، که هر کس که مرتکب کار بدى شود جزایش را ببیند، و جز خدا براى خویش دوست و یاورى نیابد.///[اجر و کیفر الهى‌] به دلخواه شما و یا اهل کتاب نیست هر که بدى کند بدان کیفر شود، و براى خود غیر از خدا یار و یاورى نمى‌یابد/// [پاداش و کیفر] به دلخواه شما و به دلخواه اهل کتاب نیست؛ هر کس بدى کند، در برابر آن کیفر مى‌بیند، و جز خدا براى خود یار و مددکارى نمى‌یابد.///[کیفر و پاداش الهى،] به دلخواه شما [مسلمانان] و اهل کتاب نیست، هر کس بدى کند، مطابق آن کیفر داده مى‌شود. و کسى را جز خداوند، براى خویش سرپرست و یاور نخواهد یافت.///کار به آمال و آرزوی شما و آرزوی اهل کتاب (یهود و نصاری) درست نشود؛ هر آن که کار بد کند کیفر آن را خواهد دید و به جز خدا احدی را یار و یاور خود نتواند یافت.///[وعده الهی‌] بر وفق آرزوهای شما و آرزوهای اهل کتاب نیست، هرکس مرتکب ناشایستی شود، جزای آن را می‌یابد و برای خود در برابر خداوند یار و یاوری نمی‌یابد///(فضیلت و برتری) به آرزوهای شما و آرزوهای اهل کتاب نیست؛ هر کس عمل بدی انجام دهد، کیفر داده می‌شود؛ و کسی را جز خدا، ولی و یاور خود نخواهد یافت.///نیست به دلخواه شما و نه به دلخواه اهل کتاب هر کس کردار زشت کند کیفر شود بدان و نیابد برای خویشتن از خدا یار و نه یاوری‌///(پاداش و کیفر، هرگز) به دلخواه و آرزوی شما و نه به دلخواه و آرزوی اهل کتاب نیست. هر کس بدی کند، در برابر آن کیفر بیند و جز خدا برای خود نه سرپرستی و نه مددکاری نمی‌یابد. quran_en_fa If any do deeds of righteousness,- be they male or female - and have faith, they will enter Heaven, and not the least injustice will be done to them. و کسانی از مردان یا زنان که بخشی از کارهای شایسته را انجام دهند، در حالی که مؤمن باشند، پس اینان وارد بهشت می‌شوند، و به اندازه گودی پشت هسته خرما مورد ستم قرار نمی‌گیرند.///و کسانی از مردان یا زنان که بخشی از کارهای شایسته را انجام دهند، در حالی که مؤمن باشند، پس اینان وارد بهشت می‌شوند، و به اندازه گودی پشت هسته خرما مورد ستم قرار نمی‌گیرند.///و هر کس که کارى شایسته کند چه زن و چه مرد اگر مؤمن باشد به بهشت مى‌رود و به قدر آن گودى که بر پشت هسته خرماست به کس ستم نمى‌شود.///و هر که از مرد و زن کارهاى شایسته کند در حالى که مؤمن باشد آنها داخل بهشت مى‌شوند و ذره‌اى به آنها ستم نمى‌رود///و کسانى که کارهاى شایسته کنند -چه مرد باشند یا آن- در حالى که مؤمن باشند، آنان داخل بهشت مى‌شوند، و به قدر گودى پشت هسته خرمایى مورد ستم قرار نمى‌گیرند.///و کسانى که کارهاى شایسته انجام دهند و مؤمن باشند، مرد باشند یا زن؛ به بهشت وارد مى‌شوند و کمترین ستمى به آنها نمى‌شود.///و هر که از زن و مرد کاری شایسته کند با ایمان به خدا، چنین کسان به بهشت درآیند و به قدر نقیری (پرده هسته خرمایی) به آنان ستم نکنند.///و هرکس از زن و مرد که کارهای شایسته کند و مؤمن باشد، وارد بهشت می‌شود و به اندازه ذره ناچیزی نیز به آنان ستم نمی‌رود///و کسی که چیزی از اعمال صالح را انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که ایمان داشته باشد، چنان کسانی داخل بهشت می‌شوند؛ و کمترین ستمی به آنها نخواهد شد.///و آن کس که کرداریهای شایسته کند مرد یا زن و او مؤمن باشد آنان به بهشت درآیند و ستم بر ایشان نشود به اندازه منقارگاهی‌///هر کس که کارهایی شایسته کند - مرد باشد یا زن - در حالی که مؤمن است، ایشان داخل بهشت می‌شوند و به اندازه‌ی گودی پشت هسته‌ی خرمایی (هم) ستم نمی‌شوند. quran_en_fa Who can be better in religion than one who submits his whole self to Allah, does good, and follows the way of Abraham the true in Faith? For Allah did take Abraham for a friend. و دین چه کسی بهتر است از آنکه همه وجودش را تسلیم خدا کرده و نیکوکار است، و از آیین ابراهیم یکتاپرست حق گرا پیروی کرده است؟ وخدا ابراهیم را [برای حق گرایی، خلوص، پاکی اخلاق واعمالش] دوست خود گرفت.///و دین چه کسی بهتر است از آنکه همه وجودش را تسلیم خدا کرده و نیکوکار است، و از آیین ابراهیم یکتاپرست حق گرا پیروی کرده است؟ وخدا ابراهیم را [برای حق گرایی، خلوص، پاکی اخلاق واعمالش] دوست خود گرفت.///دین چه کسى بهتر از دین کسى است که به اخلاص روى به جانب خدا کرد و نیکوکار بود و از دین حنیف ابراهیم پیروى کرد؟ و خدا ابراهیم را به دوستى خود برگزید.///چه کسى در دیندارى بهتر از آن کسى است که خود را تسلیم خدا کرده و نیکوکار بود و از آیین ابراهیم حق‌گرا پیروى نمود؟ ابراهیمى که خداوند او را دوست خود گرفت///و دین چه کسى بهتر است از آن کس که خود را تسلیم خدا کرده و نیکوکار است و از آیین ابراهیم حق‌گرا پیروى نموده است؟ و خدا ابراهیم را دوست گرفت.///و دین و آیین چه کسى بهتر از آن کس است که خود را تسلیم خدا کند و نیکوکار باشد و از آیین ابراهیم حق­گرا پیروى کند؟ و خداوند، ابراهیم را به دوستى خود برگزید.///دین چه کس بهتر از آن کسی است که خود را تسلیم (حکم) خدا نموده و هم نیکوکار است و پیروی از آیین ابراهیم حنیف نموده؟! آن ابراهیمی که خدا او را به مقام دوستی خود برگزیده است.///چه کسی بهدین‌تر از کسی است که روی دل به درگاه خدا آورد و نیکوکار باشد و از آیین پاک ابراهیم پیروی کند و خداوند ابراهیم را [همچون‌] دوست خود برگرفته است‌///دین و آیین چه کسی بهتر است از آن کس که خود را تسلیم خدا کند، و نیکوکار باشد، و پیرو آیین خالص و پاک ابراهیم گردد؟ و خدا ابراهیم را به دوستی خود، انتخاب کرد.///و کیست به دین‌تر (نکوتر دین) از آن کس که روی به خدا آورد و او نکوکار باشد و پیروی کند آئین ابراهیم یکتاپرست را و برگرفت خدا ابراهیم را دوستی‌///و دین چه کسی بهتر است از آن کس که خود را تسلیم خدا کرده، در حالی که نیکوکار است و از آیین ابراهیم (که) از هر باطلی رویگردان بوده پیروی نموده است‌؟ و خدا ابراهیم را دوستی بس تنگاتنگ گرفت (که گویی سراسر وجودش در خدا ادغام گردیده است). quran_en_fa But to Allah belong all things in the heavens and on earth: And He it is that Encompasseth all things. و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست؛ و خدا همواره بر هر چیزی احاطه دارد.///و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست؛ و خدا همواره بر هر چیزی احاطه دارد.///از آن خداست هر چه در آسمانها و زمین است و خدا بر هر چیزى احاطه دارد.///و هر چه در آسمان‌ها و زمین است از آن خداست و خدا به همه چیز احاطه دارد///و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن خداست، و خدا همواره بر هر چیزى احاطه دارد.///و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، فقط از آن خداوند است. و خداوند همواره بر هر چیز احاطه دارد.///هر چه در آسمانها و زمین است ملک خداست و او به همه چیز احاطه و آگاهی دارد.///آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن خداوند است و خداوند بر همه چیز چیره است‌///آنچه در آسمانها و زمین است، از آن خداست؛ و خداوند به هر چیزی احاطه دارد.///و خدا را است آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و خداوند است به همه چیز فراگیرنده‌///و آنچه در آسمان و آنچه در زمین است تنها از خداست و خدا همواره بر هر چیزی احاطه داشته است. quran_en_fa They ask thy instruction concerning the women say: Allah doth instruct you about them: And (remember) what hath been rehearsed unto you in the Book, concerning the orphans of women to whom ye give not the portions prescribed, and yet whom ye desire to marry, as also concerning the children who are weak and oppressed: that ye stand firm for justice to orphans. There is not a good deed which ye do, but Allah is well-acquainted therewith. درباره [حقوق ازدواج و نیز ارث] زنان از تو فتوا می‌خواهند. بگو: فقط خدا درباره آنان [مطابق با آیاتی که در اوایل همین سوره گذشت] به شما فتوا می‌دهد، و درباره دختران یتیمی که حقوق لازم و مقرر آنان را نمی‌پردازید، و [به قصد خوردن اموالشان] میلی به ازدواج با آنان دارید، برابر احکامی که در این کتاب بر شما خوانده می‌شود به شما فتوا می‌دهد. و [نیز درباره] کودکان مستضعف [ی که حقوق مالی و انسانی آنان را پایمال می‌کنید، مطابق احکامی که در قرآن بر شما تلاوت می‌شود به شما فتوا می‌دهد]. و [نیز سفارش می‌کند] که با یتیمان به عدالت رفتار کنید؛ و آنچه را [درباره زنان، دختران یتیم و کودکان مستضعف] از هر خیری انجام می‌دهید، یقینا خدا همواره به آن داناست.///درباره [حقوق ازدواج و نیز ارث] زنان از تو فتوا می‌خواهند. بگو: فقط خدا درباره آنان [مطابق با آیاتی که در اوایل همین سوره گذشت] به شما فتوا می‌دهد، و درباره دختران یتیمی که حقوق لازم و مقرر آنان را نمی‌پردازید، و [به قصد خوردن اموالشان] میلی به ازدواج با آنان دارید، برابر احکامی که در این کتاب بر شما خوانده می‌شود به شما فتوا می‌دهد. و [نیز درباره] کودکان مستضعف [ی که حقوق مالی و انسانی آنان را پایمال می‌کنید، مطابق احکامی که در قرآن بر شما تلاوت می‌شود به شما فتوا می‌دهد]. و [نیز سفارش می‌کند] که با یتیمان به عدالت رفتار کنید؛ و آنچه را [درباره زنان، دختران یتیم و کودکان مستضعف] از هر خیری انجام می‌دهید، یقینا خدا همواره به آن داناست.///از تو درباره زنان فتوى مى‌خواهند، بگو: خدا درباره آنان به آنچه در این کتاب بر شما خوانده مى‌شود، فتوى داده است. این فتوى در باب آنها و زنان پدرمرده‌اى است که حق مقررشان را نمى‌پردازید و مى‌خواهید ایشان را به نکاح خود درآورید و نیز در باب کودکان ناتوان است. و باید که درباره یتیمان به عدالت رفتار کنید، و هر کار نیکى که انجام مى‌دهید خدا به آن آگاه است.///و نظر تو را در باره‌ى زنان مى‌پرسند، بگو: خدا در باره‌ى آنها به شما فتوا مى‌دهد، و نیز آنچه در کتاب بر شما خوانده مى‌شود [پاسخى است‌] در مورد دختران یتیمى که حقوق مقرر آنها را نمى‌پردازید و میل به ازدواج با آنها ندارید و نیز [در باره‌ى‌] کودکان ناتو///و در باره زنان، رأى تو را مى‌پرسند. بگو: «خدا در باره آنان به شما فتوا مى‌دهد، و [نیز] در باره آنچه در قرآن بر شما تلاوت مى‌شود: در مورد زنان یتیمى که حق مقرر آنان را به ایشان نمى‌دهید و تمایل به ازدواج با آنان دارید، و [در باره‌] کودکان ناتوان و اینکه با یتیمان [چگونه‌] به داد رفتار کنید [پاسخگر شماست‌].» و هر کار نیکى انجام دهید، قطعا خدا به آن داناست.///[اى پیامبر!] درباره‌ى [حقوق] زنان از تو فتوا مى‌خواهند، بگو: «خدا با آیات قرآن که بر شما خوانده مى‌شود، درباره‌ی آنها به شما فتوا مى‌دهد، و نیز درباره‌ى زنان یتیمى که حقشان را نمى‌دهید و مى‌خواهید با آنها ازدواج کنید، و کودکان یتیم ناتوان [خدا به شما سفارش می‌کند] که با یتیمان به عدالت رفتار کنید. و [بدانید] هر کار نیکى انجام دهید، خدا از آن آگاه است.»///(ای پیغمبر) درباره زنان از تو فتوا خواهند، بگو: خدا و آنچه از آیات کتاب او بر شما تلاوت شود هم در حق زنان و دختران یتیمی که مهر و حقوق لازمه آنها را ادا نکرده و مایل به نکاح آنان هستید و هم در حق فرزندان ناتوان فتوا خواهد داد، و نیز (دستور می‌دهد که) درباره یتیمان عدالت پیشه گیرید، و (در نیکی کوشید که) هر کار نیک به جای آرید خدا بر آن آگاه است.///و از تو درباره زنان نظرخواهی می‌کنند، بگو خداوند درباره آنان فتوا می‌دهد -و نیز در آنچه از کتاب بر شما خوانده می‌شود، آمده استکه [حکم او] درباره دختران یتیمی که حق مقرر آنان را نمی‌پردازید، و میل به ازدواج با آنان ندارید و نیز کودکان مستضعف [یتیم و محروم‌] این است که در حق یتیمان به عدل و انصاف بکوشید و هر خیری که انجام دهید خداوند از آن آگاه است‌///از تو درباره حکم زنان سؤال می‌کنند؛ بگو: «خداوند درباره آنان به شما پاسخ می‌دهد: آنچه در قرآن درباره زنان یتیمی که حقوقشان را به آنها نمی‌دهید، و می‌خواهید با آنها ازدواج کنید، و نیز آنچه درباره کودکان صغیر و ناتوان برای شما بیان شده است، (قسمتی از سفارشهای خداوند در این زمینه می‌باشد؛ و نیز به شما سفارش می‌کند که) با یتیمان به عدالت رفتار کنید! و آنچه از نیکیها انجام می‌دهید؛ خداوند از آن آگاه است (و به شما پاداش شایسته می‌دهد).///پرسندت درباره زنان بگو خدا دستور دهد شما را درباره ایشان و آنچه خوانده شود بر شما در کتاب درباره یتیمان زنانی که نمی‌دهیدشان آنچه نوشته شده است برای ایشان و خوش ندارید که زناشوئی کنید با ایشان و ناتوانان از کودکان و آنکه قیام کنید درباره یتیمان به داد و هر چه کنید از نیکی همانا خداوند است بدان دانا///و درباره‌ی زنان، رأی تازه‌ی تو را می‌پرسند. بگو: «خدا درباره‌ی آنان به شما فتوا می‌دهد و (نیز) درباره‌ی آنچه در کتاب [: قرآن] بر شما تلاوت می‌شود: در مورد زنان یتیمی که حق مکتوب و نگاشته شده برایشان را به ایشان نمی‌دهید و تمایل به ازدواج با آنان دارید و (نیز درباره‌ی) کودکان ناتوان و اینکه با یتیمان (باید) به فضیلتی برتر از عدالت قیام کنید. و هر کار نیکی (را که) انجام دهید همواره خدا به آن بسی دانا بوده است. quran_en_fa If a wife fears cruelty or desertion on her husband's part, there is no blame on them if they arrange an amicable settlement between themselves; and such settlement is best; even though men's souls are swayed by greed. But if ye do good and practise self-restraint, Allah is well-acquainted with all that ye do. و اگر زنی از ناسازگاری شوهرش، یا روی گردانی اش [از حقوق همسرداری] بترسد، بر آن دو گناهی نیست که با یکدیگر به طور شایسته و پسندیده آشتی کنند، [گرچه به چشم پوشی بخشی از حقوقشان باشد.] و [در حقیقت] صلح و آشتی بهتر است. و بخل، نزد نفوس [آدمیان] حاضر است [به این خاطر هر یک از دو زوج در عفو و گذشت و سازش و ادای حقوق بخل می‌ورزند]. و اگر [شما شوهران] نیکی کنید و [از سرکشی و ناسازگاری نسبت به زنان] بپرهیزید [از ثواب و پاداش حق بهره مند می‌شوید]؛ یقینا خدا همواره به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///و اگر زنی از ناسازگاری شوهرش، یا روی گردانی اش [از حقوق همسرداری] بترسد، بر آن دو گناهی نیست که با یکدیگر به طور شایسته و پسندیده آشتی کنند، [گرچه به چشم پوشی بخشی از حقوقشان باشد.] و [در حقیقت] صلح و آشتی بهتر است. و بخل، نزد نفوس [آدمیان] حاضر است [به این خاطر هر یک از دو زوج در عفو و گذشت و سازش و ادای حقوق بخل می‌ورزند]. و اگر [شما شوهران] نیکی کنید و [از سرکشی و ناسازگاری نسبت به زنان] بپرهیزید [از ثواب و پاداش حق بهره مند می‌شوید]؛ یقینا خدا همواره به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///اگر زنى دریافت که شوهرش با او بى‌مهر و از او بیزار شده است، باکى نیست که هر دو در میان خود طرح آشتى افکنند، که آشتى بهتر است. و بخل و فرومایگى بر نفوس مردم غلبه دارد. و اگر نیکى و پرهیزگارى کنید خدا به هر چه مى‌کنید آگاه است.///و اگر زنى از بى‌میلى یا رویگردانى شوهر خویش بیم دارد، رواست که میان خود به گونه‌اى، صلح کنند، که صلح بهتر است، و حرص و آز در جان‌ها لانه کرده، و اگر نیکى کنید و پرهیزکار باشید، بدون شک خدا به آنچه مى‌کنید آگاه است///و اگر زنى از شوهر خویش بیم ناسازگارى یا رویگردانى داشته باشد، بر آن دو گناهى نیست که از راه صلح با یکدیگر، به آشتى گرایند؛ که سازش بهتر است. و [لى‌] بخل [و بى‌گذشت بودن‌]، در نفوس، حضور [و غلبه‌] دارد؛ و اگر نیکى کنید و پرهیزگارى پیشه نمایید، قطعا خدا به آنچه انجام مى‌دهید آگاه است.///و اگر زنى از ناسازگارى یا بى‌اعتنایى شوهرش بیم داشته باشد، مانعى ندارد که آن­دو به­­گونه‌اى پسندیده با یکدیگر مصالحه کنند [و از پاره‌اى حقوق خود، چشم بپوشند.] و صلح و سازش بهتر است؛ ولى جان‌ها در معرض بخل و آزمندى است. و اگر [به همسرانتان] نیکى کنید و [از ناسازگاری] بپرهیزید، بی‌تردید خداوند به آنچه مى‌کنید، آگاه است.///و اگر زنی بیم داشت که شوهرش با وی مخالفت و بد سلوکی کند یا از او دوری گزیند باکی نیست که هر دو تن به گونه‌ای به راه صلح و سازش باز آیند، که صلح به هر حال بهتر است، و نفوس را بخل و حرص فرا گرفته. و اگر (درباره یکدیگر) نیکویی کرده و پرهیزکار باشید، خدا به هر چه کنید آگاه است.///و اگر زنی از ناسازگاری یا رویگردانی شوهرش بیمناک باشد، بر آن دو گناهی نیست که بین خود صلحی کنند، و صلح بهتر است، و آزمندی در دلها خانه دارد، و اگر نیکوکاری و پارسایی کنید، خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است‌///و اگر زنی، از طغیان و سرکشی یا اعراض شوهرش، بیم داشته باشد، مانعی ندارد با هم صلح کنند (و زن یا مرد، از پاره‌ای از حقوق خود، بخاطر صلح، صرف نظر نماید.) و صلح، بهتر است؛ اگر چه مردم (طبق غریزه حب ذات، در این گونه موارد) بخل می‌ورزند. و اگر نیکی کنید و پرهیزگاری پیشه سازید (و بخاطر صلح، گذشت نمایید)، خداوند به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است (و پاداش شایسته به شما خواهد داد).///و اگر زنی ترسید از شوی خویش ناسازگاری یا روی گردانی را پس باکی بر آنان نیست که آشتی افکند میان خویش آشتیی و آشتی بهتر است و جانها را فرآورده شد بخل و اگر نکوکاری و پرهیزکاری کنید همانا خدا بدانچه کنید دانا است‌///و اگر زنی از ناسازگاری همسرش یا از روی گردانیدنش (از زندگی زناشویی) بیم داشت، بر آن دو هرگز گناهی نیست که از راه صلح با یکدیگر (در آیند و) به آشتی گرایند و (این) سازش خیر (و استمرار ناسازگاری، شر) است. و بخل (و بی‌گذشت بودن) در نفوس، حضور (و غلبه) یافته و اگر نیکی کنید و پرهیزگاری پیشه نمایید، همواره خدا به آنچه انجام می‌دهید بسی آگاه بوده است. quran_en_fa Ye are never able to be fair and just as between women, even if it is your ardent desire: But turn not away (from a woman) altogether, so as to leave her (as it were) hanging (in the air). If ye come to a friendly understanding, and practise self-restraint, Allah is Oft-forgiving, Most Merciful. و شما هر چند حریص [بر عدالت] باشید، هرگز نمی‌توانید [از نظر علاقه و میل قلبی] میان زن‌ها [یی که در عقد خود دارید] عدالت ورزید، پس تمایل خود را به طور کامل متوجه یک طرف ننمایید تا دیگری را به صورت زنی سرگردان و بلاتکلیف رها کنید. و اگر توافق و سازش نمایید و تقوا را [در محیط خانواده] رعایت کنید [مورد آمرزش قرار می‌گیرید]؛ زیرا خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///و شما هر چند حریص [بر عدالت] باشید، هرگز نمی‌توانید [از نظر علاقه و میل قلبی] میان زن‌ها [یی که در عقد خود دارید] عدالت ورزید، پس تمایل خود را به طور کامل متوجه یک طرف ننمایید تا دیگری را به صورت زنی سرگردان و بلاتکلیف رها کنید. و اگر توافق و سازش نمایید و تقوا را [در محیط خانواده] رعایت کنید [مورد آمرزش قرار می‌گیرید]؛ زیرا خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///هر چند بکوشید هرگز نتوانید که در میان زنان به عدالت رفتار کنید. لکن یکباره به سوى یکى میل نکنید تا دیگرى را سرگشته رها کرده باشید. اگر از درآشتى درآیید و پرهیزگارى کنید خدا آمرزنده و مهربان است.///و شما هرگز نمى‌توانید [به لحاظ محبت قلبى‌] میان زنان عدالت کنید هر چند هم بکوشید پس [به یک طرف‌] یکسره تمایل نورزید و آن دیگر را بلا تکلیف رها کنید. و اگر سازش و تقوا را پیشه کنید، بى‌شک خدا آمرزنده و مهربان است///و شما هرگز نمى‌توانید میان زنان عدالت کنید هر چند [بر عدالت‌] حریص باشید! پس به یک طرف یکسره تمایل نورزید تا آن [زن دیگر] را سرگشته [=بلا تکلیف‌] رها کنید. و اگر سازش نمایید و پرهیزگارى کنید، یقینا خدا آمرزنده مهربان است.///و هرگز نمى‌توانید [در علاقه‌ى قلبى] میان همسران به عدالت رفتار کنید، هر چند کوشش فراوان کنید. پس تمایل خود را یکسره متوجه یک طرف نسازید تا دیگرى را بلاتکلیف رها کنید. و اگر راه صلح و آشتى و تقوا پیش گیرید، بی‌تردید خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.///شما هرگز نتوانید میان زنان به عدالت رفتار کنید هر چند راغب و حریص (بر عدل و درستی) باشید، پس به تمام میل خود یکی را بهره‌مند و آن دیگر را محروم نکنید تا او را معلق و بلا تکلیف گذارید. و اگر سازش کنید و پرهیزکار باشید همانا خدا بخشنده و مهربان است.///و هر قدر هم که بکوشید و بخواهید نمی‌توانید بین زنان به عدل و انصاف رفتار کنید، پس [در میل به دیگری‌] پا را از حد فراتر مگذارید تا همسر [پیشین‌] خود را بلاتکلیف بگذارید، و اگر به اصلاح بپردازید و تقوا پیشه کنید، [بدانید که‌] خداوند آمرزگاری مهربان است‌///شما هرگز نمی‌توانید (از نظر محبت قلبی) در میان زنان، عدالت برقرار کنید، هر چند کوشش نمایید! ولی تمایل خود را بکلی متوجه یک طرف نسازید که دیگری را بصورت زنی که شوهرش را از دست داده درآورید! و اگر راه صلاح و پرهیزگاری پیش گیرید، خداوند آمرزنده و مهربان است.///و هرگز نتوانید دادگری کنید میان زنان و اگر چه آرزومند آن باشید پس کج نشوید با همه خواست خود به یک سوی تا او را بازگذارید مانند آویخته و اگر اصلاح کنید و پرهیزکاری کنید همانا خداوند است آمرزنده مهربان‌///و شما هرگز نمی‌توانید میان زنان عدالت (همه‌جانبه) برقرار کنید، هر چند (بر این عدالت) حریص (هم) باشید! پس (از آنان) یکسره تمایل (و تغافل) نورزید، تا آنان را همچون آویزان در این میان [: بلاتکلیف و سرگشته] رها کنید و اگر سازش نمایید و (از این تمایل ناروا) بپرهیزید، (بدانید که) همواره خدا پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان بوده است. quran_en_fa But if they disagree (and must part), Allah will provide abundance for all from His all-reaching bounty: for Allah is He that careth for all and is Wise. و اگر [زن و شوهر راهی برای صلح و سازش نیافتند و] از یکدیگر جدا شوند، خدا هر یک را از توانگری خود بی نیاز می‌کند؛ و خدا همواره بسیار عطا کننده و حکیم است.///و اگر [زن و شوهر راهی برای صلح و سازش نیافتند و] از یکدیگر جدا شوند، خدا هر یک را از توانگری خود بی نیاز می‌کند؛ و خدا همواره بسیار عطا کننده و حکیم است.///و اگر آن دو از یکدیگر جدا شوند خدا هر دو را به کمال فضل خویش بى‌نیاز سازد که خدا گشایش‌دهنده و حکیم است.///و اگر جدا شوند، خداوند هر دو را از وسعت خویش بى‌نیاز مى‌کند و او وسعت بخش حکیم است///و اگر آن دو، از یکدیگر جدا شوند، خداوند هر یک را از گشایش خود بى‌نیاز گرداند، و خدا همواره گشایشگر حکیم است.///و اگر آن دو از یکدیگر جدا شوند، خداوند هر یک را از رحمت گسترده‌ی خویش بى‌نیاز مى‌کند. و خداوند همواره گشایش­دهنده و حکیم است.///و اگر از یکدیگر جدا شوند، باز خدا هر یک را از دیگری به رحمت واسع خود بی‌نیاز خواهد کرد، و خدا را رحمت بی‌منتهاست و (به حقیقت هر چیز) داناست.///و اگر از هم جدا شوند خداوند هر یک را با توانگری خویش بی‌نیاز گرداند، و خداوند گشایشگر فرزانه است‌///(اما) اگر (راهی برای اصلاح در میان خود نیابند، و) از هم جدا شوند، خداوند هر کدام از آنها را با فضل و کرم خود، بی‌نیاز می‌کند؛ و خداوند، دارای فضل و کرم، و حکیم است.///و اگر جدا شوند (زن و شوهر از همدیگر) خدا بی‌نیاز کند هر کدام را از گشایش خویش و خدا است گشایشمند حکیم‌///و اگر آن دو همسر، از یکدیگر جدا شوند، خدا هر یک را از گشایش خویش بی‌نیاز می‌گرداند. و خدا همواره گشایشگر حکیم بوده است. quran_en_fa To Allah belong all things in the heavens and on earth. Verily we have directed the People of the Book before you, and you (o Muslims) to fear Allah. But if ye deny Him, lo! unto Allah belong all things in the heavens and on earth, and Allah is free of all wants, worthy of all praise. و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست. و البته ما کسانی را که پیش از شما کتاب آسمانی به آنان داده شده است، و نیز شما را سفارش کردیم که [در همه امورتان] از خدا پروا کنید. و [هشدار دادیم] اگر کفر ورزید [زیانی به او نمی‌رسانید]؛ زیرا آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست، و خدا همواره بی نیاز و ستوده است.///و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست. و البته ما کسانی را که پیش از شما کتاب آسمانی به آنان داده شده است، و نیز شما را سفارش کردیم که [در همه امورتان] از خدا پروا کنید. و [هشدار دادیم] اگر کفر ورزید [زیانی به او نمی‌رسانید]؛ زیرا آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست، و خدا همواره بی نیاز و ستوده است.///از آن خداست آنچه در آسمانها و زمین است. و هرآینه اهل کتاب را که پیش از شما بودند و نیز شما را سفارش کردیم که از خدا بترسید، اگر هم کفر ورزید باز هم آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است متعلق به خداست و اوست بى‌نیاز و درخور ستایش.///و آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آن خداست، و ما به کسانى که پیش از شما کتاب داده شدند و نیز به شما سفارش کردیم که از خدا بترسید. و اگر کافر شوید [چه باک‌]، آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آن خداست و خداوند بى‌نیاز و ستوده است///و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن خداست. و ما به کسانى که پیش از شما به آنان کتاب داده شده، و [نیز] به شما سفارش کردیم که از خدا پروا کنید. و اگر کفر ورزید [چه باک؟ که‌] آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن خداست، و خدا بى نیاز ستوده‌ [صفات‌] است.///و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، از آن خداست و ما کسانى را که پیش از شما کتاب آسمانى به آنها داده شده بود، و نیز شما را سفارش کردیم که از [نافرمانى] خدا بپرهیزید و اگر کافر شوید، [زیانى به او نمى‌رسانید، زیرا] آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، از آن خداست. و خداوند همواره بى‌نیاز و شایسته ستایش است.///و هر چه در آسمانها و زمین است ملک خداست، و ما هم به آنان که پیش از شما به آنها کتاب داده شد و هم به شما سفارش اکید کردیم که پرهیزکار و خدا ترس باشید، و اگر هم کافر شوید ملک آسمان و زمین او راست (به طاعت شما محتاج نیست) و خدا بی نیاز و ستوده است.///و آنچه در آسمانها و در زمین است از آن خداوند است و پیش از شما به اهل کتاب و [سپس‌] به خود شما سفارش کردیم که از خداوند پروا کنید، و اگر کفربورزید، [بدانید] آنچه در آسمانها و در زمین است از آن خداوند است و خداوند بی‌نیاز ستوده است‌///آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن خداست. و ما به کسانی که پیش از شما، کتاب آسمانی به آنها داده شده بود، سفارش کردیم، (همچنین) به شما (نیز) سفارش می‌کنیم که از (نافرمانی) خدا بپرهیزید! و اگر کافر شوید، (به خدا زیانی نمی‌رسد؛ زیرا) برای خداست آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، و خداوند، بی‌نیاز و ستوده است.///و برای خدا است آنچه در آسمانها است و آنچه در زمین و همانا اندرز دادیم آنان را که داده شدند کتاب را پیش از شما و شما که بترسید خدا را و اگر کفر ورزید همانا برای خدا است آنچه در آسمانها است و آنچه در زمین و خدا است بی‌نیاز ستوده‌///و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است تنها از خداست و ما همواره به کسانی که پیش از شما (به آنها) کتاب داده شده و (نیز) به شما به‌راستی سفارش کردیم که از خدا پروا کنید و اگر کفر ورزید (چه باک‌؟) آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از خداست و خدا بی‌نیاز ستوده بوده است. quran_en_fa Yea, unto Allah belong all things in the heavens and on earth, and enough is Allah to carry through all affairs. و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست، و خدا نسبت به کارسازی [همه امور جهان آفرینش] کافی است.///و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست، و خدا نسبت به کارسازی [همه امور جهان آفرینش] کافی است.///و از آن خداست آنچه در آسمانها و زمین است، و خدا کارسازى را کافى است.///و از آن خداست آنچه در آسمان‌ها و زمین است، و خداوند در کارسازى کافى است///و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن خداست، و خدا بس کارساز است.///و آنچه در آسمان‌ها و زمین است، از آن خداست و برای کارسازى [امور جهان،] خداوند کافى است.///و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همه ملک اوست، و تنها خدا به نگهبانی (خلق) کافی است.///و آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداوند است و خدا کارسازی را کافی است‌///برای خداست آنچه در آسمانها و زمین است؛ و کافی است که خدا، حافظ و نگاهبان آنها باشد.///و خدا را است آنچه در آسمانها است و آنچه در زمین و بس است خداوند وکیل (کارگذار)///و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از خداست و وکالت [: کارسازی] خدا کافی است. quran_en_fa If it were His will, He could destroy you, o mankind, and create another race; for He hath power this to do. ای مردم! اگر خدا بخواهد همه شما را از میان برمی دارد، و گروه دیگری را [به جای شما] می‌آورد؛ و خدا همواره بر این کار تواناست.///ای مردم! اگر خدا بخواهد همه شما را از میان برمی دارد، و گروه دیگری را [به جای شما] می‌آورد؛ و خدا همواره بر این کار تواناست.///اى مردم، اگر او بخواهد همه شما را از میان مى‌برد و مردمى دیگر را مى‌آورد، که خدا بر این کار قادر است.///اى مردم! اگر خدا بخواهد، شما را از میان مى‌برد و دیگران را مى‌آورد، که خداوند بر این کار تواناست///اى مردم، اگر [خدا] بخواهد، شما را [از میان‌] مى‌برد و دیگران را [پدید] مى‌آورد، و خدا بر این [کار] تواناست.///اى مردم! اگر خدا بخواهد شما را از میان مى‌برد و افراد دیگرى را مى‌آورد و خداوند بر این کار تواناست.///ای مردم، خدا اگر بخواهد همه شما را (به کلی از دنیا) می‌برد و قومی دیگر می‌آورد؛ و البته خدا بر این کار مقتدر و تواناست.///ای مردم اگر [خدا] بخواهد شما را [از میان‌] می‌برد و دیگرانی را [پدید] می‌آورد و خداوند بر این کار تواناست‌///ای مردم! اگر او بخواهد، شما را از میان می‌برد و افراد دیگری را (به جای شما) می‌آورد، و خداوند، بر این کار تواناست.///اگر بخواهد می‌برد شما را ای مردم و می‌آورد دیگران را و خداوند است بر آن توانا///(ای مردمان!) اگر (خدا) بخواهد، شما را (از میان) می‌برد و دیگرانی را به جای شما (پدید) می‌آورد و خدا بر این (کار) توانا بوده است. quran_en_fa If any one desires a reward in this life, in Allah's (gift) is the reward (both) of this life and of the hereafter: for Allah is He that heareth and seeth (all things). کسی که فقط پاداش دنیا را بخواهد [دچار اشتباه وکوته بینی شده است؛ زیرا] پاداش دنیا وآخرت که [محصول ایمان و تقواست] نزد خداست؛ و خدا همواره شنوا و بیناست.///کسی که فقط پاداش دنیا را بخواهد [دچار اشتباه وکوته بینی شده است؛ زیرا] پاداش دنیا وآخرت که [محصول ایمان و تقواست] نزد خداست؛ و خدا همواره شنوا و بیناست.///هر کس که پاداش اینجهانى را مى‌طلبد بداند که پاداش اینجهانى و آنجهانى در نزد خداست. و او شنوا و بیناست.///هر که پاداش دنیا بخواهد، [بداند که‌] پاداش دنیا و آخرت نزد خداست، و خداوند شنوا و بیناست///هر کس پاداش دنیا بخواهد، پاداش دنیا و آخرت نزد خداست، و خدا شنواى بیناست.///هر کس که فقط پاداش دنیا را بخواهد، [بداند که] پاداش دنیا و آخرت نزد خداست. و خداوند همواره شنواى بیناست.///هر که ثواب و نعمت دنیا را طالب است (از خدا بخواهد که) ثواب دنیا و آخرت نزد خداست، و خدا شنوا و بیناست.///هرکس ثواب دنیوی می‌خواهد [بداند که‌] ثواب دنیوی و اخروی نزد خداوند است و خدا شنوای داناست‌///کسانی که پاداش دنیوی بخواهند، (و در قید نتایج معنوی و اخروی نباشند، در اشتباهند؛ زیرا) پاداش دنیا و آخرت نزد خداست؛ و خداوند، شنوا و بیناست.///کسی که بخواهد پاداش دنیا را همانا نزد خدا است پاداش دنیا و آخرت و خدا است شنونده بینا///هر کس پاداش دنیا می‌خواسته، پاداش دنیا و آخرت تنها نزد خداست. و خدا بس شنوایی بسیار بینا بوده است. quran_en_fa O ye who believe! stand out firmly for justice, as witnesses to Allah, even as against yourselves, or your parents, or your kin, and whether it be (against) rich or poor: for Allah can best protect both. Follow not the lusts (of your hearts), lest ye swerve, and if ye distort (justice) or decline to do justice, verily Allah is well-acquainted with all that ye do. ای اهل ایمان! [همواره در همه امور زندگی] قیام کننده به عدل، و گواهی دهنده برای خدا باشید، هر چند به زیان خود یا پدر و مادر یا خویشانتان باشد. اگر [یکی از دو طرف نزاع] توانگر یا فقیر باشد [با لحاظ کردن وضع آنان، بر خلاف خدا گواهی ندهید؛ زیرا] خدا به حمایت از آنان و رعایت حالشان سزوارتر است. پس [در هنگام گواهی دادن] از هوای نفس پیروی نکنید تا از حق منحرف شوید. و اگر زبانتان را [به سوی گواهی ناحق و دروغ] بپیچانید، یا از گواهی دادن روی برتابید؛ یقینا خدا همواره به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///ای اهل ایمان! [همواره در همه امور زندگی] قیام کننده به عدل، و گواهی دهنده برای خدا باشید، هر چند به زیان خود یا پدر و مادر یا خویشانتان باشد. اگر [یکی از دو طرف نزاع] توانگر یا فقیر باشد [با لحاظ کردن وضع آنان، بر خلاف خدا گواهی ندهید؛ زیرا] خدا به حمایت از آنان و رعایت حالشان سزوارتر است. پس [در هنگام گواهی دادن] از هوای نفس پیروی نکنید تا از حق منحرف شوید. و اگر زبانتان را [به سوی گواهی ناحق و دروغ] بپیچانید، یا از گواهی دادن روی برتابید؛ یقینا خدا همواره به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، به عدالت فرمانروا باشید و براى خدا شهادت دهید، هر چند به زیان خود یا پدر و مادر یا خویشاوندان شما -چه توانگر و چه درویش- بوده باشد. زیرا خدا به آن دو سزاوارتر است. پس، از هوا نفس پیروى مکنید تا از شهادت حق عدول کنید. چه زبان‌بازى کنید یا از آن اعراض کنید، خدا به هر چه مى‌کنید آگاه است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! برپا کنندگان عدل و داد باشید و براى خدا گواهى دهید، هر چند به زیان شما یا پدر و مادر یا نزدیکان شما باشد. اگر [طرف گواهى‌] توانگر یا مستمند باشد، خدا به [رعایت‌] آنها سزاوارتر است. پس از هواى نفس پیروى نکنید که از حق عدو///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، پیوسته به عدالت قیام کنید و براى خدا گواهى دهید، هر چند به زیان خودتان یا [به زیان‌] پدر و مادر و خویشاوندان [شما] باشد. اگر [یکى از دو طرف دعوا] توانگر یا نیازمند باشد، باز خدا به آن دو [از شما] سزاوارتر است؛ پس، از پى هوس نروید که [درنتیجه از حق‌] عدول کنید. و اگر به انحراف گرایید یا اعراض نمایید، قطعا خدا به آنچه انجام مى‌دهید آگاه است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! همواره برپادارنده‌ى عدالت باشید و براى خدا گواهى دهید، گرچه به زیان شما، یا پدر و مادر و نزدیکانتان باشد. اگر [یکى از طرفین نزاع] ثروتمند یا فقیر باشد، [شما بر خلاف حق گواهى ندهید، زیرا] خداوند به [رعایت حال] آنان سزاوارتر است. پس از هواى نفس پیروى نکنید تا بتوانید به عدالت رفتار کنید. و اگر زبان بگردانید [و به ناحق گواهى بدهید] یا [از گواهى حق] روى بگردانید، پس [بدانید که] خداوند به آنچه مى‌کنید، آگاه است.///ای اهل ایمان، نگهدار عدالت باشید و برای خدا گواهی دهید هر چند بر ضرر خود یا پدر و مادر و خویشان شما باشد، (برای هر کس شهادت می‌دهید) اگر فقیر باشد یا غنی، خدا به (رعایت حقوق) آنها اولی است، پس شما (در حکم و شهادت) پیروی هوای نفس نکنید تا مبادا عدالت نگاه ندارید. و اگر زبان را (در شهادت به نفع خود) بگردانید یا (از بیان حق) خودداری کنید خدا به هر چه کنید آگاه است.///ای مؤمنان به عدل و داد برخیزید و در راه رضای خدا شاهد باشید [و شهادت دهید] ولو آنکه به زیان خودتان یا پدر و مادر و خویشاوندانتان باشد، [خواهان گواهی‌] چه توانگر چه تهیدست باشد، خداوند بر آنان مهربان‌تر است، پس از هوای نفس پیروی مکنید که از حق عدول کنید، و اگر زبان بازی کنید یا تن زنید [بدانید که‌] خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! کاملا قیام به عدالت کنید! برای خدا شهادت دهید، اگر چه (این گواهی) به زیان خود شما، یا پدر و مادر و نزدیکان شما بوده باشد! (چرا که) اگر آنها غنی یا فقیر باشند، خداوند سزاوارتر است که از آنان حمایت کند. بنابراین، از هوی و هوس پیروی نکنید؛ که از حق، منحرف خواهید شد! و اگر حق را تحریف کنید، و یا از اظهار آن، اعراض نمایید، خداوند به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///ای آنان که ایمان آوردید باشید قیام‌کنندگان به داد (یا نگهبانان بر داد) گواهانی برای خدا هر چند بر خویشتن یا پدر و مادر و نزدیکان اگر بی‌نیاز یا نیازمند باشد همانا خدا سزاوارتر است بدانان پس پیروی هوس نکنید تا کج شوید و اگر سرپیچید یا روی گردانید همانا خدا است بدانچه می‌کنید آگاه‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! پیوسته -و بسی شایسته و بایسته- در قسط [: تقسیم عادلانه] بسیار پایدار باشید و برای خدا گواهی دهید، هر چند به زیان خودتان یا (به زیان) پدر و مادر (تان) و خویشاوندان نزدیکتر (تان) باشد. اگر (یکی از دو طرف دعوا) توانگر یا نیازمند باشد، خدا به آن دو (از شما) سزاوارتر است. پس از هوس پیروی نکنید، که (در نتیجه از حق) عدول کنید و اگر به انحراف گرایید یا (از حق) اعراض کنید، خدا همواره به آنچه انجام می‌دهید آگاه بوده است. quran_en_fa O ye who believe! Believe in Allah and His Messenger, and the scripture which He hath sent to His Messenger and the scripture which He sent to those before (him). Any who denieth Allah, His angels, His Books, His Messengers, and the Day of Judgment, hath gone far, far astray. ای اهل ایمان! به خدا و پیامبرش و کتابی که بر پیامبرش نازل کرده و به کتابی که پیش از این فرستاده [از روی صدق و حقیقت] ایمان بیاورید. و هر که به خدا و فرشتگان و کتاب‌های آسمانی و پیامبران او و روز قیامت کافر شود، یقینا به گمراهی دور و درازی دچار شده است.///ای اهل ایمان! به خدا و پیامبرش و کتابی که بر پیامبرش نازل کرده و به کتابی که پیش از این فرستاده [از روی صدق و حقیقت] ایمان بیاورید. و هر که به خدا و فرشتگان و کتاب‌های آسمانی و پیامبران او و روز قیامت کافر شود، یقینا به گمراهی دور و درازی دچار شده است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، به خدا و پیامبرش و این کتاب که بر پیامبرش نازل کرده و آن کتاب که پیش از آن نازل کرده، به حقیقت ایمان بیاورید. و هر که به خدا و فرشتگانش و کتابهایش و پیامبرانش و به روز قیامت کافر شود سخت در گمراهى افتاده است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! به خدا و رسول او و کتابى که بر پیامبرش نازل کرده و کتابى که قبلا نازل نموده ایمان آورید. و هر که به خدا و فرشتگان و کتاب‌هاى آسمانى و فرستادگان او و به روز واپسین کافر شود، بى‌گمان به گمراهى دورى افتاده است///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، به خدا و پیامبر او و کتابى که بر پیامبرش فرو فرستاد، و کتابهایى که قبلا نازل کرده بگروید؛ و هر کس به خدا و فرشتگان او و کتابها و پیامبرانش و روز بازپسین کفر ورزد، در حقیقت دچار گمراهى دور و درازى شده است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! به خدا و پیامبرش و کتابى که بر رسولش نازل کرده و کتابى که پیشتر فرستاده است، [به راستی] ایمان بیاورید. و هر کس به خدا و فرشتگان و کتب آسمانى و پیامبرانش و روز قیامت کفر ورزد، پس حقیقتا گمراه شده است، گمراهى دور و درازى.///ای کسانی که (به زبان) ایمان آورده‌اید، (به حقیقت و از دل هم) ایمان آورید به خدا و رسول او و کتابی که به رسول خود فرستاده و کتابی که پیش از او فرستاده (تورات و انجیل). و هر که به خدا و فرشتگان و کتابها (ی آسمانی) و رسولان او و روز قیامت کافر شود به گمراهی سخت و دور (از سعادت) درافتاده است.///ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به خداوند و پیامبر او و کتابی که بر پیامبرش فرو فرستاده است و کتابی که از پیش منازل کرده است، ایمان بیاورید و هرکس به خداوند و فرشتگانش و کتابهایش و پیامبرانش و روز بازپسین، کفر بورزد، به گمراهی دور و درازی افتاده است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! به خدا و پیامبرش، و کتابی که بر او نازل کرده، و کتب (آسمانی) که پیش از این فرستاده است، ایمان (واقعی) بیاورید کسی که خدا و فرشتگان او و کتابها و پیامبرانش و روز واپسین را انکار کند، در گمراهی دور و درازی افتاده است.///ای آنان که ایمان آوردید ایمان آرید به خدا و پیمبرش و کتابی که فرستاد بر پیمبرش و کتابی که فرستاده است از پیش و کسی که کفر ورزد به خدا و فرشتگان و کتابهایش و پیمبرانش و به روز بازپسین همانا گمراه شده است گمراهی دور///هان ای کسانی که ایمان آوردید! به خدا و پیامبرش و کتابی که بر پیامبرش به تدریج فرو فرستاد و کتاب‌هایی که قبلا نازل کرده، بگروید و هر کس به خدا و فرشتگانش و کتاب‌ها و پیامبرانش و روز بازپسین کافر شود، در حقیقت دچار گمراهی دور و درازی شده است. quran_en_fa Those who believe, then reject faith, then believe (again) and (again) reject faith, and go on increasing in unbelief,- Allah will not forgive them nor guide them nor guide them on the way. کسانی که ایمان آوردند، سپس کفر ورزیدند، باز ایمان آوردند، و بار دیگر کافر شدند، آن گاه بر کفر خود افزودند، خدا بر آن نیست که آنان را بیامرزد، و به راهی هدایت کند.///کسانی که ایمان آوردند، سپس کفر ورزیدند، باز ایمان آوردند، و بار دیگر کافر شدند، آن گاه بر کفر خود افزودند، خدا بر آن نیست که آنان را بیامرزد، و به راهی هدایت کند.///هر آینه خداوند آنان را که ایمان آوردند سپس کافر شدند و باز ایمان آوردند، سپس کافر شدند و به کفر خویش افزودند نخواهد آمرزید و به راه راست هدایت نخواهد کرد.///همانا کسانى که ایمان آوردند سپس کافر شدند و پس از آن ایمان آوردند و باز کافر شدند و آن‌گاه بر کفر خویش افزودند، قطعا خداوند آنها را نخواهد بخشید و راهى به آنها نخواهد نمود///کسانى که ایمان آوردند، سپس کافر شدند؛ و باز ایمان آوردند، سپس کافر شدند؛ آنگاه به کفر خود افزودند، قطعا خدا آنان را نخواهد بخشید و راهى به ایشان نخواهد نمود.///کسانى که ایمان آوردند، سپس کافر شدند، بار دیگر ایمان آوردند و دوباره کفر ورزیدند، سپس بر کفر خود افزودند، هرگز امیدى نیست که خداوند آنان را ببخشد و به راه حق هدایتشان کند.///آنان که نخست ایمان آورده سپس کافر شدند، باز ایمان آورده دیگر بار کافر شدند، پس بر کفر خود افزودند، اینان را خدا نخواهد بخشید و به راهی هدایت نخواهد فرمود.///کسانی که ایمان آوردند، سپس کفرورزیدند، سپس ایمان آوردند، و دوباره کفرورزیدند و سپس بر کفر خود افزودند، خداوند در مقام آمرزش آنان نیست و راهی به ایشان نمی‌نمایاند///کسانی که ایمان آوردند، سپس کافر شدند، باز هم ایمان آوردند، و دیگربار کافر شدند، سپس بر کفر خود افزودند، خدا هرگز آنها را نخواهد بخشید، و آنها را به راه (راست) هدایت نخواهد کرد.///همانا آنان که ایمان آوردند پس کافر شدند و سپس ایمان آوردند و پس کافر شدند پس فزونی یافتند در کفر نیست خدا آمرزنده ایشان و نه راهنمائیشان کند به راهی‌///بی‌گمان کسانی که ایمان آوردند، سپس کافر شدند، سپس ایمان آوردند، سپس کافر شدند، پس آن‌گاه به کفر خود افزودند، هرگز خدا بر آن نبوده است که آنان را ببخشاید و نه به راهی راهوار هدایتشان کند. quran_en_fa To the Hypocrites give the glad tidings that there is for them (but) a grievous penalty;- منافقان را بشارت ده که عذابی دردناک برای آنان است.///منافقان را بشارت ده که عذابی دردناک برای آنان است.///منافقان را بشارت ده که عذابى دردآور بر ایشان آماده شده است.///[و] به منافقان مژده ده که عذابى دردناک براى آنهاست///به منافقان خبر ده که عذابى دردناک [در پیش‌] خواهند داشت.///[اى پیامبر!] منافقان را به عذابى دردناک مژده بده.///منافقان را بشارت ده که بر آنان عذابی دردناک خواهد بود.///منافقان را خبر ده که عذاب دردناکی [در پیش‌] دارند///به منافقان بشارت ده که مجازات دردناکی در انتظار آنهاست!///مژده ده منافقان (مردم دوروی) را که برای آنان است شکنجه دردناک‌///منافقان را نوید ده که برایشان عذابی دردناک است. quran_en_fa Yea, to those who take for friends unbelievers rather than believers: is it honour they seek among them? Nay,- all honour is with Allah. همان کسانی که کافران را به جای مؤمنان سرپرست و دوست خود می‌گیرند؛ آیا عزت و قدرت را نزد آنان می‌طلبند؟ یقینا همه عزت و قدرت فقط برای خداست.///همان کسانی که کافران را به جای مؤمنان سرپرست و دوست خود می‌گیرند؛ آیا عزت و قدرت را نزد آنان می‌طلبند؟ یقینا همه عزت و قدرت فقط برای خداست.///کسانى که به جاى مؤمنان کافران را به دوستى برمى‌گزینند، آیا عزت و توانایى را نزد آنان مى‌جویند، در حالى که عزت به تمامى از آن خداست؟///آنان که کافران را به جاى مؤمنان به دوستى مى‌گیرند آیا عزت را نزد آنان مى‌جویند؟ ولى به یقین هر چه عزت است از آن خداست///همانان که غیر از مؤمنان، کافران را دوستان [خود] مى‌گیرند. آیا سربلندى را نزد آنان مى‌جویند؟ [این خیالى خام است،] چرا که عزت، همه از آن خداست.///آنان که کافران را به جاى مؤمنان، سرپرست و دوست خود مى‌گزینند. آیا عزت و سربلندى را نزد آنان مى‌جویند؟ همانا عزت به تمامى از آن خداست.///آن گروه که کافران را دوست گیرند و مؤمنان را ترک گویند، آیا نزد کافران عزت می‌طلبند؟ عزت همه نزد خداست.///کسانی که کافران را به جای مؤمنان دوست خود می‌گیرند، آیا در نزد آنان عزت می‌جویند، در حالی که هر چه عزت است، نزد خداوند است‌///همانها که کافران را به جای مؤمنان، دوست خود انتخاب می‌کنند. آیا عزت و آبرو نزد آنان می‌جویند؟ با اینکه همه عزتها از آن خداست؟!///آنان که می‌گیرند کافران را دوستانی جز مؤمنان آیا نزد آنان عزت را جویند همانا عزت از آن خدا است همگی‌///همانان که غیر از مؤمنان، کافران را اولیای خود می‌گیرند. آیا سربلندی را نزد آنان همی جویند؟ (این خیالی خام است.) پس همواره عزت، همه از آن خداست. quran_en_fa Already has He sent you Word in the Book, that when ye hear the signs of Allah held in defiance and ridicule, ye are not to sit with them unless they turn to a different theme: if ye did, ye would be like them. For Allah will collect the hypocrites and those who defy faith - all in Hell:- البته خدا [این فرمان را] در قرآن بر شما نازل کرده است که چون بشنوید گروهی آیات خدا را مورد انکار و استهزا قرار می‌دهند، با آنان ننشینید تا در سخنی دیگر درآیند، [اگر بنشینید] شما هم [در به دوش کشیدن بار گناه انکار و استهزا] مانند آنان خواهید بود؛ یقینا خدا همه منافقان و کافران را در دوزخ گرد خواهد آورد.///البته خدا [این فرمان را] در قرآن بر شما نازل کرده است که چون بشنوید گروهی آیات خدا را مورد انکار و استهزا قرار می‌دهند، با آنان ننشینید تا در سخنی دیگر درآیند، [اگر بنشینید] شما هم [در به دوش کشیدن بار گناه انکار و استهزا] مانند آنان خواهید بود؛ یقینا خدا همه منافقان و کافران را در دوزخ گرد خواهد آورد.///و از این پیش، در این کتاب بر شما نازل کرده‌ایم که چون شنیدید کسانى آیات خدا را انکار مى‌کنند و آن را به ریشخند مى‌گیرند با آنان منشینید تا آنگاه که به سخنى دیگر پردازند. وگرنه شما نیز همانند آنها خواهید بود. و خدا همه منافقان و کافران را در جهنم گرد مى‌آورد.///البته خدا [این حکم را] در این کتاب بر شما نازل کرده که چون بشنوید آیات الهى مورد انکار و ریشخند قرار مى‌گیرد با آنها منشینید تا سخنى دیگر آغاز کنند، چرا که در این صورت شما نیز مثل آنها خواهید شد، و مسلما خدا منافقان و کافران را همگى در دوزخ گرد خواه///و البته [خدا] در کتاب [قرآن‌] بر شما نازل کرده که: هر گاه شنیدید آیات خدا مورد انکار و ریشخند قرار مى‌گیرد، با آنان منشینید تا به سخنى غیر از آن درآیند، چرا که در این صورت شما هم مثل آنان خواهید بود. خداوند، منافقان و کافران را همگى در دوزخ گرد خواهد آورد.///و خداوند در قرآن [این حکم را] بر شما نازل کرده است که هرگاه شنیدید آیات خدا مورد انکار یا تمسخر قرار مى‌گیرد، با آنان همنشینى نکنید تا به سخن دیگرى بپردازند، وگرنه، شما هم مانند آنان خواهید بود. خداوند همه‌ى منافقان و کافران را در دوزخ جمع مى‌کند.///و محققا خداوند در کتاب خود این حکم را بر شما فرستاد که چون آیات خدا را شنیدید که بدان کافر شوند و استهزا کنند پس با آن گروه (منافق) مجالست مکنید تا در حدیثی دیگر داخل شوند، که (اگر با آنان همنشین شوید) آن گاه شما هم مانند آنان هستید. و خدا منافقان را با کافران در جهنم جمع خواهد کرد.///و در کتاب بر شما نازل کرده است که چون بشنوید که به آیات الهی کفر می‌ورزند و آنها را به ریشخند می‌گیرند، با آنان منشینید تا به سخن دیگری جز آن بپردازند، چرا که در این صورت شما نیز مانند آنان خواهید بود، [بدانید که‌] خداوند گردآورنده منافقان و کافران یکجا در جهنم است‌///و خداوند (این حکم را) در قرآن بر شما نازل کرده که هرگاه بشنوید افرادی آیات خدا را انکار و استهزا می‌کنند، با آنها ننشینید تا به سخن دیگری بپردازند! وگرنه، شما هم مثل آنان خواهید بود. خداوند، منافقان و کافران را همگی در دوزخ جمع می‌کند.///و همانا فرود آورده است بر شما در کتاب که اگر شنیدید به آیتهای خدا کفرورزی می‌شود یا استهزاء می‌شود بدانها نه نشینید با ایشان تا فروروند در سخنی غیر از آن که شمائید در آن هنگام مانند ایشان همانا خدا است گردآورنده منافقان و کافران در دوزخ همگی‌///و همانا (خدا) در (آن) کتاب [: قرآن] بر شما نازل کرد که: هرگاه شنیدید آیات خدا مورد کفر (و انکار) و مسخره قرار می‌گیرد، با آنان منشینید، تا به سخنی غیر از آن فرو روند (و در صورت تخلف شما بی‌گمان مانند آنان خواهید بود. خدا بی‌چون همگی منافقان و کافران را در دوزخ گرد آورنده است. quran_en_fa (These are) the ones who wait and watch about you: if ye do gain a victory from Allah, they say: "Were we not with you?"- but if the unbelievers gain a success, they say (to them): "Did we not gain an advantage over you, and did we not guard you from the believers?" but Allah will judge betwixt you on the Day of Judgment. And never will Allah grant to the unbelievers a way (to triumphs) over the believers. آنان که همواره حوادثی را برای شما انتظار می‌برند، اگر از سوی خدا برایتان فتح و پیروزی رسد، می‌گویند: مگر ما با شما [در میدان جنگ] نبودیم؟ [پس سهم ما را از غنایم جنگی بپردازید.] و اگر برای کافران بهره‌ای اندک [از غلبه و پیروزی] باشد، به آنان می‌گویند: آیا [ما که در میان ارتش اسلام بودیم] بر شما چیره و مسلط نبودیم؟ [ولی دیدید که ازضربه زدن به شما خودداری کردیم] و شما را [ازآسیب و زیان مؤمنان] مانع می‌شدیم [پس سهم غنیمت ما را بدهید.] خدا روز قیامت میان شما داوری می‌کند؛ و خدا هرگز هیچ راه سلطه‌ای به سود کافران بر ضد مؤمنان قرار نداده است.///آنان که همواره حوادثی را برای شما انتظار می‌برند، اگر از سوی خدا برایتان فتح و پیروزی رسد، می‌گویند: مگر ما با شما [در میدان جنگ] نبودیم؟ [پس سهم ما را از غنایم جنگی بپردازید.] و اگر برای کافران بهره‌ای اندک [از غلبه و پیروزی] باشد، به آنان می‌گویند: آیا [ما که در میان ارتش اسلام بودیم] بر شما چیره و مسلط نبودیم؟ [ولی دیدید که ازضربه زدن به شما خودداری کردیم] و شما را [ازآسیب و زیان مؤمنان] مانع می‌شدیم [پس سهم غنیمت ما را بدهید.] خدا روز قیامت میان شما داوری می‌کند؛ و خدا هرگز هیچ راه سلطه‌ای به سود کافران بر ضد مؤمنان قرار نداده است.///کسانى که همواره مواظب شما هستند. پس اگر از جانب خدا فتحى نصیبتان شود، مى‌گویند: مگر ما همراه شما نبودیم؟ و اگر پیروزى نصیب کافران شود، مى‌گویند: آیا نه چنان بود که بر شما غلبه یافته بودیم و مؤمنان را از آسیب رساندن به شما بازداشتیم؟ در روز قیامت خدا میان شما حکم مى‌کند و او هرگز براى کافران به زیان مسلمانان راهى نگشوده است.///همانان که در انتظار گرفتارى شمایند پس اگر شما را از خدا نصرتى بود، گویند: مگر ما با شما نبودیم؟ و اگر کافران را بهره‌اى بود، گویند: مگر ما مراقب شما نبودیم و از [گزند] مؤمنان محفوظتان نداشتیم؟ پس خداوند روز قیامت میان شما داورى مى‌کند، و خدا هرگز بر///همانان که مترصد شمایند؛ پس اگر از جانب خدا به شما فتحى برسد، مى‌گویند: «مگر ما با شما نبودیم؟» و اگر براى کافران نصیبى باشد، مى‌گویند: «مگر ما بر شما تسلط نداشتیم و شما را از [ورود در جمع] مؤمنان باز نمى‌داشتیم؟» پس خداوند، روز قیامت میان شما داورى مى‌کند؛ و خداوند هرگز بر [زیان‌] مؤمنان، براى کافران راه [تسلطى‌] قرار نداده است.///[منافقان] کسانى [هستند] که پیوسته در کمین و مراقب شمایند، پس اگر فتح و پیروزى از سوى خدا نصیب شما گردد، مى‌گویند: «مگر ما با شما نبودیم؟ [پس باید در غنائم شریک شویم.]» و اگر بهره‌اى نصیب کافران گردد، [به آنان] مى‌گویند: «مگر ما بر شما دست نیافتیم و شما را از [گزند] مؤمنان بازنداشتیم؟» آری! خداوند روز قیامت، میان شما داورى خواهد کرد. و هرگز خداوند راهى براى تسلط کافران بر مؤمنان قرار نداده است.///منافقان آنانی هستند که نگران و مراقب حال شمایند، چنانچه برای شما فتح و ظفری پیش آید (برای اخذ غنیمت) گویند: نه آخر ما با شما بودیم؟! و اگر کافران را فتح و بهره‌ای رسد به آنها گویند: نه ما شما را به اسرار مسلمانان آگاه کردیم و شما را از آسیب مؤمنان نگهداری نمودیم؟! پس خدا فردای قیامت میان شما و آنان حکم کند، و خداوند هیچ گاه برای کافران نسبت به اهل ایمان راه تسلط باز نخواهد نمود.///[آری‌] همانها که مترصد شما هستند، پس اگر پیروزی‌ای از جانب خداوند نصیب شما شود می‌گویند مگر ما همراه [و پشتیبان‌] شما نبودیم؟ و اگر کافران نصیبی برند [به آنان‌] گویند مگر ما بر شما دست نداشتیم و دست مسلمانان را از شما دور نداشتیم؟ و خداوند روز قیامت در میان شما [و ایشان‌] داوری خواهد کرد، و خداوند هرگز کافران را به مؤمنان سلطه نمی‌دهد///منافقان همانها هستند که پیوسته انتظار می‌کشند و مراقب شما هستند؛ اگر فتح و پیروزی نصیب شما گردد، می‌گویند: مگر ما با شما نبودیم؟ (پس ما نیز در افتخارات و غنایم شریکیم!) «و اگر بهره‌ای نصیب کافران گردد، به آنان می‌گویند: مگر ما شما را به مبارزه و عدم تسلیم در برابر مؤمنان، تشویق نمی‌کردیم؟ (پس با شما شریک خواهیم بود!)» خداوند در روز رستاخیز، میان شما داوری می‌کند؛ و خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلطی نداده است.///آنان که انتظار به شما می‌کشند تا اگر شما را پیروزی (گشایشی) از خدا باشد گویند آیا نبودیم با شما و اگر کافران را بهره‌ای بود گویند آیا چیرگی نورزیدیم بر شما و نگاهداری نکردیم شما را از مؤمنان پس خدا حکم کند بین شما روز رستاخیز و هرگز قرار ندهد خدا برای کافران بر مؤمنان راهی‌///آنان که در انتظاری (ناروا و بی‌پروا) بر (زیان‌) شمایند؛ پس اگر از جانب خدا به شما فتحی در رسد، گویند: «مگر ما با شما نبودیم‌؟» و اگر برای کافران نصیبی باشد، گویند: «مگر ما بر (سروسامانتان) نگهبانی نمی‌کردیم و از تهاجم مؤمنان بر شما جلوگیری نمی‌نمودیم‌؟» پس خدا، روز قیامت میانتان داوری می‌کند و خدا هرگز بر (زیان) مؤمنان، برای (سود) کافران راهی راهوار قرار نداده است. quran_en_fa The Hypocrites - they think they are over-reaching Allah, but He will over-reach them: When they stand up to prayer, they stand without earnestness, to be seen of men, but little do they hold Allah in remembrance; منافقان همواره با خدا نیرنگ می‌کنند، و حال آنکه خدا کیفر دهنده نیرنگ آنان است. و هنگامی که به نماز می‌ایستند، با کسالت می‌ایستند، و همواره در برابر مردم ریاکاری می‌کنند؛ و خدا را جز اندکی به یاد نمی‌آورند.///منافقان همواره با خدا نیرنگ می‌کنند، و حال آنکه خدا کیفر دهنده نیرنگ آنان است. و هنگامی که به نماز می‌ایستند، با کسالت می‌ایستند، و همواره در برابر مردم ریاکاری می‌کنند؛ و خدا را جز اندکی به یاد نمی‌آورند.///منافقان خدا را فریب مى‌دهند، و حال آنکه خدا آنها را فریب مى‌دهد. و چون به نماز برخیزند با اکراه و کاهلى برخیزند و براى خودنمایى نماز کنند و در نماز -جز اندکى- خداى را یاد نکنند.///همانا منافقان با خدا فریبکارى مى‌کنند، و حال آن که خدا فریب دهنده‌ى آنهاست، و چون به نماز برخیزند با کاهلى برخیزند، با مردم ریاکارى مى‌کنند و خدا را یاد نمى‌کنند مگر اندکى///منافقان، با خدا نیرنگ مى‌کنند، و حال آنکه او با آنان نیرنگ خواهد کرد؛ و چون به نماز ایستند با کسالت برخیزند. با مردم ریا مى‌کنند و خدا را جز اندکى یاد نمى‌کنند.///منافقان [به گمان خود] با خدا مکر و حیله مى‌کنند، و خدا نیز با آنان تدبیر مى‌کند [و فریبشان را به خودشان بازمى‌گرداند]. آنها با کسالت به نماز مى‌ایستند، آن هم از سر ریاکارى و نشان‌دادن خود به مردم، و بسیار کم به یاد خدا هستند.///همانا منافقان با خدا مکر و حیله می‌کنند و خدا نیز با آنان مکر می‌کند، و چون به نماز آیند با حال بی‌میلی و کسالت نماز کنند و برای ریاکاری آیند و ذکر خدا را جز اندک نکنند.///منافقان می‌خواهند به خدا نیرنگ بزنند، و حال آنکه خداوند به آنان [به جزای عملشان‌] نیرنگ می‌زند، و [اینان‌] چون به نماز برخیزند کسل‌وار برخیزند، [و] با مردم ریاکاری کنند و خدا را جز اندکی یاد نمی‌کنند///منافقان می‌خواهند خدا را فریب دهند؛ در حالی که او آنها را فریب می‌دهد؛ و هنگامی که به نماز برمی‌خیزند، با کسالت برمی‌خیزند؛ و در برابر مردم ریا می‌کنند؛ و خدا را جز اندکی یاد نمی‌نمایند!///همانا منافقان نیرنگ ورزند با خدا و او است فریب‌دهنده ایشان و هرگاه برخیزند به سوی نماز برخیزند سرگران خودنمائی کنند به مردم و یاد نکنند خدا را جز اندکی‌///منافقان همواره به خدا نیرنگ می‌زنند، حال آنکه او (هم) به آنان نیرنگ‌زننده است. و چون به نماز ایستند با کسالت برخیزند، در حالی‌که برابر مردم ریا می‌کنند و خدا را جز اندکی یاد نمی‌کنند. quran_en_fa (They are) distracted in mind even in the midst of it,- being (sincerely) for neither one group nor for another whom Allah leaves straying,- never wilt thou find for him the way. منافقان میان کفر و ایمان متحیر و سرگردانند، نه [با تمام وجود] با مؤمنانند و نا با کافران. و هر که را خدا [به کیفر اعمال زشتش] گمراه کند، هرگز برای او راهی [به سوی هدایت] نخواهی یافت.///منافقان میان کفر و ایمان متحیر و سرگردانند، نه [با تمام وجود] با مؤمنانند و نا با کافران. و هر که را خدا [به کیفر اعمال زشتش] گمراه کند، هرگز برای او راهی [به سوی هدایت] نخواهی یافت.///سرگشتگان میان کفر و ایمانند: نه با اینان و نه با آنان. آن که خدا گمراهش کند هیچ راهى براى او نخواهى یافت.///آنها میان این و آن سرگشته‌اند، نه با آن گروهند نه با این گروه، و خدا هر که را گمراه کند، هرگز براى او راهى نخواهى یافت///میان آن [دو گروه‌] دو دلند؛ نه با اینانند و نه با آنان. و هر که را خدا گمراه کند، هرگز راهى براى [نجات‌] او نخواهى یافت.///[منافقان] بین دو گروه [مؤمنان و کافران] دودل و سرگشته‌اند، نه با این گروهند، نه با آن گروه. و هر کس را خداوند به [سبب اعمالش] در گمراهى‌اش رها کند، هرگز براى او راه نجاتى نخواهى یافت.///دو دل و مردد باشند، نه به سوی مؤمنان یکدل می‌روند و نه به جانب کافران. و هر که را خدا گمراه کند پس هرگز برای او راه هدایتی نخواهی یافت.///در این میان [بین کفر و ایمان‌] سرگشته‌اند، نه جزو آنان [مؤمنان‌] و نه جزو اینان [نامؤمنان‌]، و هرکس که خداوند در گمراهی واگذاردش، هرگز برای او بیرون شدی نخواهی یافت‌///آنها افراد بی‌هدفی هستند که نه سوی اینها، و نه سوی آنهایند! (نه در صف مؤمنان قرار دارند، و نه در صف کافران!) و هر کس را خداوند گمراه کند، راهی برای او نخواهی یافت.///سرگردانند میان این نه به سوی آنانند و نه به سوی اینان و کسی را که خدا گمراه کند نیابی برای او راهی‌///میان آن دو گروه نگران و دو دلند؛ نه سوی آنانند و نه سوی اینان. و هر که را خدا گمراه کند، هرگز راهی راهوار برای (نجات) او نخواهی یافت. quran_en_fa O ye who believe! Take not for friends unbelievers rather than believers: Do ye wish to offer Allah an open proof against yourselves? ای اهل ایمان! کافران را به جای مؤمنان، سرپرست و یار خود مگیرید. آیا می‌خواهید برای خدا بر ضد خودتان دلیلی آشکار [نسبت به عذابتان در دنیا و آخرت] قرار دهید؟!///ای اهل ایمان! کافران را به جای مؤمنان، سرپرست و یار خود مگیرید. آیا می‌خواهید برای خدا بر ضد خودتان دلیلی آشکار [نسبت به عذابتان در دنیا و آخرت] قرار دهید؟!///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، به جاى مؤمنان کافران را به دوستى مگیرید. آیا کارى مى‌کنید که براى خدا به زیان خود حجتى آشکار پدید آرید؟///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! کافران را به جاى مؤمنان دوست مگیرید. آیا مى‌خواهید در پیشگاه خدا بر ضد خود حجت روشنى فراهم آورید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، به جاى مؤمنان، کافران را به دوستى خود مگیرید. آیا مى‌خواهید علیه خود حجتى روشن براى خدا قرار دهید؟///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! کافران را به جاى مؤمنان دوست و سرپرست خود نگیرید، آیا مى‌خواهید [با این عمل،] براى خداوند دلیلى آشکار به زیان خودتان قرار دهید؟///ای اهل ایمان، مبادا کافران را به دوستی گرفته و مؤمنان را رها کنید! آیا می‌خواهید برای خدا بر (عقاب و کفر و عصیان) خود حجتی آشکار قرار دهید؟!///ای مؤمنان کافران را به جای مؤمنان، دوست نگیرید، آیا می‌خواهید در پیشگاه خداوند حجت را بر خود تمام کنید؟///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! غیر از مؤمنان، کافران را ولی و تکیه‌گاه خود قرار ندهید! آیا می‌خواهید (با این عمل،) دلیل آشکاری بر ضد خود در پیشگاه خدا قرار دهید؟!///ای آنان که ایمان آوردید نگیرید کافران را دوستانی جز مؤمنان آیا خواهید قرار دهید برای خدا بر خویشتن دستاویزی آشکار///هان ای کسانی که ایمان آوردید! به جای مؤمنان، کافران را اولیای خود مگیرید. آیا می‌خواهید برای خدا بر ضد خودتان سلطه‌ای آشکارگر قرار دهید؟ quran_en_fa The Hypocrites will be in the lowest depths of the Fire: no helper wilt thou find for them;- بی تردید منافقان در پایین‌ترین طبقه از آتش اند، و هرگز برای آنان یاوری نخواهی یافت.///بی تردید منافقان در پایین‌ترین طبقه از آتش اند، و هرگز برای آنان یاوری نخواهی یافت.///هر آینه منافقان در فروترین طبقات آتش هستند و هرگز بر ایشان یاورى نمى‌یابى.///بى‌تردید منافقان در پست‌ترین طبقه از آتش‌اند و هرگز براى آنها یاورى نخواهى یافت///آرى، منافقان در فروترین درجات دوزخند، و هرگز براى آنان یاورى نخواهى یافت.///قطعا منافقان، در پست‌ترین طبقات آتشند، و هرگز براى آنان یاورى نخواهى یافت.///البته منافقان را در جهنم پست‌ترین جایگاه است و برای آنان هرگز یاری نخواهی یافت.///منافقان در طبقه زیرین جهنم جای دارند و هرگز برای آنان یاوری نخواهی یافت‌///منافقان در پایین‌ترین درکات دوزخ قرار دارند؛ و هرگز یاوری برای آنها نخواهی یافت! (بنابر این، از طرح دوستی با دشمنان خدا، که نشانه نفاق است، بپرهیزید!)///همانا منافقان در پایه فرودینند از آتش و نیابی برای ایشان یاوری‌///منافقان بی‌گمان در (ژرفای) فروترین بخش از درکات (هفتگانه‌ی) آتشند و هرگز برایشان یاوری نخواهی یافت. quran_en_fa Except for those who repent, mend (their lives) hold fast to Allah, and purify their religion as in Allah's sight: if so they will be (numbered) with the believers. And soon will Allah grant to the believers a reward of immense value. مگر کسانی که [از گناه بزرگ نفاق] توبه کردند، و [مفاسد خود را] اصلاح نمودند، و به خدا تمسک جستند، وعبادتشان را برای خدا خالص ساختند؛ پس آنان در زمره مؤمنان اند، وخدا به مؤمنان پاداشی بزرگ خواهد داد.///مگر کسانی که [از گناه بزرگ نفاق] توبه کردند، و [مفاسد خود را] اصلاح نمودند، و به خدا تمسک جستند، وعبادتشان را برای خدا خالص ساختند؛ پس آنان در زمره مؤمنان اند، وخدا به مؤمنان پاداشی بزرگ خواهد داد.///مگر آنان که توبه کرده‌اند و از تباهى بازآمده‌اند و به خدا توسل جسته‌اند و براى خدا از روى اخلاص به دین گرویده‌اند. اینان در زمره مؤمنانند و خدا به مؤمنان اجرى عظیم خواهد داد.///مگر کسانى که توبه کردند و راه صلاح را در پیش گرفتند و به خدا تمسک جستند و دین خود را براى خدا خالص کردند، پس آنها با مؤمنانند و خدا مؤمنان را اجرى بزرگ خواهد داد///مگر کسانى که توبه کردند و [عمل خود را] اصلاح نمودند و به خدا تمسک جستند و دین خود را براى خدا خالص گردانیدند که [در نتیجه‌] آنان با مؤمنان خواهند بود، و به زودى خدا مؤمنان را پاداشى بزرگ خواهد بخشید.///مگر کسانى که توبه کنند و [گذشته‌ى خود را] اصلاح نمایند و به خدا پناه برند و دین خود را براى خدا خالص کنند، اینان در زمره‌ى مؤمنان هستند. و خداوند به زودى مؤمنان را پاداشى بزرگ خواهد داد.///مگر آنها که توبه نموده و تباهکاری خود را اصلاح کردند و به (دین) خدا در آویختند (و به کتاب حق متوسل شدند) و دین خود را برای خدا خالص گردانیدند، پس این گروه در صف مؤمنان باشند و به زودی خدا به مؤمنان اجر بزرگ عطا خواهد فرمود.///مگر کسانی که توبه و درستکاری کنند و به خداوند پناه برند و دین خویش را برای خدا خالص سازند، اینان در زمره مؤمنانند و خداوند به زودی به مؤمنان پاداش بزرگی می‌بخشد///مگر آنها که توبه کنند، و جبران و اصلاح نمایند، به (دامن لطف) خدا، چنگ زنند، و دین خود را برای خدا خالص کنند؛ آنها با مؤمنان خواهند بود؛ و خداوند به افراد باایمان، پاداش عظیمی خواهد داد.///مگر آنان که توبه کردند و اصلاح نمودند و به خدا چنگ زدند (نگهداری از خدا خواستند) و پاک کردند دین خود را برای خدا پس آنانند با مؤمنان و بزودی می‌دهد خدا مؤمنان را پاداشی بزرگ‌///مگر کسانی که توبه کردند و (خود و دیگران را) اصلاح نمودند و به (یاری) خدا با کوشش و کاوش، نگهبان (خودشان و دیگران) شدند و طاعت خود را برای خدا خالص گردانیدند. پس هم‌اینان با آن مؤمنان (راستین) همراهند و در آینده خدا این مؤمنان را پاداشی بزرگ خواهد داد. quran_en_fa What can Allah gain by your punishment, if ye are grateful and ye believe? Nay, it is Allah that recogniseth (all good), and knoweth all things. اگر شما سپاس گزار [نعمت‌های بی شمار حق] باشید و ایمان آورید، خدا را با عذاب شما چه کار؟ خدا همواره پاداش دهنده و داناست.///اگر شما سپاس گزار [نعمت‌های بی شمار حق] باشید و ایمان آورید، خدا را با عذاب شما چه کار؟ خدا همواره پاداش دهنده و داناست.///چرا خدا شما را عذاب کند اگر سپاسگزار باشید و ایمان آورید؟ در حالى که شکرپذیر و داناست.///اگر شکرگزارى کنید و ایمان آورید، خدا به عذاب شما اقدام نمى‌کند که خداوند حق‌شناس آگاه است///اگر سپاس بدارید و ایمان آورید، خدا مى‌خواهد با عذاب شما چه کند؟ و خدا همواره سپاس‌پذیر [=حق‌شناس‌] داناست.///اگر شکرگزارى کنید و ایمان بیاورید، خدا را با عذاب شما چه کار؟ خداوند همواره قدرشناس و داناست.///خداوند چه غرضی دارد که شما را عذاب کند اگر (لطف خدا را) شکر گزارید و (به او) ایمان آرید؟! خدا شکر نعمت از شما می‌پذیرد و علمش (به صلاح خلق) محیط است.///اگر شکر کنید و ایمان ورزید خداوند را با عذاب شما چه کار؟ و خداوند قدردان داناست‌///خدا چه نیازی به مجازات شما دارد اگر شکرگزاری کنید و ایمان آورید؟ خدا شکرگزار و آگاه است. (اعمال و نیات شما را می‌داند، و به اعمال نیک، پاداش نیک می‌دهد.)///چه می‌کند خدا به عذاب شما مگر سپاسگزارید و ایمان آرید و خدا است شکرپذیرنده دانا///اگر سپاس بدارید و ایمان آرید، خدا با عذاب شما چه کاری خواهد داشت‌؟ و خدا همواره سپاس‌گزار [: حق‌شناس] بسیار دانا بوده است. quran_en_fa Allah loveth not that evil should be noised abroad in public speech, except where injustice hath been done; for Allah is He who heareth and knoweth all things. خدا افشای بدی‌های دیگران را دوست ندارد، جز برای کسی که مورد ستم قرار گرفته است [که بر ستمدیده برای دفع ستم، افشای بدی‌های ستمکار جایز است]؛ و خدا شنوا و داناست.///خدا افشای بدی‌های دیگران را دوست ندارد، جز برای کسی که مورد ستم قرار گرفته است [که بر ستمدیده برای دفع ستم، افشای بدی‌های ستمکار جایز است]؛ و خدا شنوا و داناست.///خدا بلند کردن صدا را به بدگویى دوست ندارد، مگر از آن کس که به او ستمى شده باشد، و خدا شنوا و داناست.///خداوند علنى کردن سخن در باره‌ى بدى [دیگران‌] را دوست ندارد مگر کسى که بر او ستم رفته باشد، و خداوند شنواى داناست///خداوند، بانگ برداشتن به بدزبانى را دوست ندارد، مگر [از] کسى که بر او ستم رفته باشد، و خدا شنواى داناست.///خداوند بدگویى به صداى بلند را دوست ندارد، مگر براى کسى که به او ستم شده باشد و خداوند، شنواى داناست.///خدا دوست نمی‌دارد که کسی به گفتار زشت (به عیب خلق) صدا بلند کند مگر آن که ظلمی به او رسیده باشد، همانا که خدا شنوا و داناست.///خداوند بانگ برداشتن به بد زبانی را دوست ندارد، مگر از [سوی‌] کسی که به او ستم شده باشد، و خداوند شنوای داناست‌///خداوند دوست ندارد کسی با سخنان خود، بدیها (ی دیگران) را اظهار کند؛ مگر آن کس که مورد ستم واقع شده باشد. خداوند، شنوا و داناست.///دوست ندارد خدا بلند سخن گفتن را به گفتار زشت جز آن کس که ستم بر او شده است و خدا است شنونده دانا///خدا، افشاگری به بد زبانی را دوست نمی‌دارد، مگر (از) کسی که بر او ستم رفته باشد. و خدا بس شنوایی بسیار داناست. quran_en_fa Whether ye publish a good deed or conceal it or cover evil with pardon, verily Allah doth blot out (sins) and hath power (in the judgment of values). اگر کار خیری را آشکار کنید، یا آن راپنهان دارید، یا از بدی [دیگران] گذشت کنید، [کاری مورد پسند خدا انجام داده‌اید]؛ یقینا خدا [با قدرت داشتن بر انتقام] همواره گذشت کننده و تواناست.///اگر کار خیری را آشکار کنید، یا آن راپنهان دارید، یا از بدی [دیگران] گذشت کنید، [کاری مورد پسند خدا انجام داده‌اید]؛ یقینا خدا [با قدرت داشتن بر انتقام] همواره گذشت کننده و تواناست.///اگر کار نیکى را به آشکار انجام دهید یا به پنهان یا کردارى ناپسند را درگذرید، خدا عفوکننده و تواناست.///اگر نیکى را عیان کنید یا نهان دارید، یا از بدى [دیگران‌] در گذرید، البته خداوند [نیز] بخشاینده‌ى تواناست///اگر خیرى را آشکار کنید یا پنهانش دارید، یا از بدیى درگذرید، پس خدا درگذرنده تواناست.///اگر کار نیکى را آشکارا یا پنهان انجام دهید، یا از لغزش و بدى دیگران درگذرید، [بدانید که] خداوند بخشاینده‌ی تواناست.///اگر (درباره خلق) آشکارا یا پنهانی نیکی کنید یا از بدی دیگران درگذرید خدا همیشه از بدیها در می‌گذرد با آنکه در انتقام تواناست.///اگر خیری را آشکار یا پنهان کنید، یا از عمل ناخوشایندی درگذرید، [بدانید که‌] خداوند بخشاینده تواناست‌///اگر نیکیها را آشکار یا مخفی سازید، و از بدیها گذشت نمایید، خداوند بخشنده و تواناست (و با اینکه قادر بر انتقام است، عفو و گذشت می‌کند).///اگر آشکار کنید نیکی را یا نهان داریدش یا گذشت کنید از زشتی همانا خدا است گذشت‌کننده توانا///اگر خیری را آشکار کنید یا پنهانش دارید، یا از بدی درگذرید، خدا (هم) درگذرنده‌ای توانا بوده است. quran_en_fa Those who deny Allah and His messengers, and (those who) wish to separate Allah from His messengers, saying: "We believe in some but reject others": And (those who) wish to take a course midway,- بی تردید کسانی که به خدا و پیامبرانش کافر می‌شوند و می‌خواهند میان خدا و پیامبرانش [با ایمان آوردن به خدا و کفرورزی به پیامبران] جدایی اندازند، و می‌گویند: به بعضی ایمان می‌آوریم و به برخی کافر می‌شویم و می‌خواهند میان کفر و ایمان راهی [خاص] برگزینند، [سبک مغز و بی شعورند.]///بی تردید کسانی که به خدا و پیامبرانش کافر می‌شوند و می‌خواهند میان خدا و پیامبرانش [با ایمان آوردن به خدا و کفرورزی به پیامبران] جدایی اندازند، و می‌گویند: به بعضی ایمان می‌آوریم و به برخی کافر می‌شویم و می‌خواهند میان کفر و ایمان راهی [خاص] برگزینند، [سبک مغز و بی شعورند.]///کسانى هستند که به خدا و پیامبرانش کافر مى‌شوند و مى‌خواهند میان خدا و پیامبرانش جدایى افکنند و مى‌گویند که بعضى را مى‌پذیریم و بعضى را نمى‌پذیریم و مى‌خواهند در این میانه راهى برگزینند.///همانا کسانى که خدا و پیامبرانش را انکار مى‌کنند، و مى‌خواهند میان خدا و رسولانش جدایى قائل شوند، و مى‌گویند: ما به برخى ایمان داریم و به برخى نداریم، و مى‌خواهند بین این دو، راهى [جدا] بگیرند///کسانى که به خدا و پیامبرانش کفر مى‌ورزند، و مى‌خواهند میان خدا و پیامبران او جدایى اندازند، و مى‌گویند: «ما به بعضى ایمان داریم و بعضى را انکار مى‌کنیم» و مى‌خواهند میان این [دو]، راهى براى خود اختیار کنند،///قطعا کسانى که به خداوند و پیامبرانش کفر مى‌ورزند و مى‌خواهند میان خدا و پیامبرانش فرق بگذارند و مى‌گویند: «به بعضى ایمان مى‌آوریم و بعضى را انکار مى‌کنیم.» و مى‌خواهند در این میانه راهى در پیش گیرند.///آنان که به خدا و رسولان او کافر شوند و خواهند که میان خدا و پیغمبرانش جدایی اندازند و گویند: ما به برخی (از انبیاء) ایمان آورده و به پاره‌ای ایمان نیاوریم و خواهند که میان کفر و ایمان راهی اختیار کنند؛///کسانی که به خداوند و پیامبرانش کفر می‌ورزند و می‌خواهند بین خداوند و پیامبرانش جدائی قائل شوند و می‌گویند به بعضی ایمان داریم و به بعضی نداریم و می‌خواهند راهی بینابین پیش گیرند///کسانی که خدا و پیامبران او را انکار می‌کنند، و می‌خواهند میان خدا و پیامبرانش تبعیض قائل شوند، و می‌گویند: «به بعضی ایمان می‌آوریم، و بعضی را انکار می‌کنیم» و می‌خواهند در میان این دو، راهی برای خود انتخاب کنند …///همانا آنان که کفر ورزیدند به خدا و پیمبرانش و خواهند جدائی افکنند میان خدا و پیمبرانش و گویند ایمان آریم به بعضی و کفر ورزیم به بعضی و خواهند که برگیرند میان این راهی‌///همواره کسانی که به خدا و پیامبرانش کفر می‌ورزند و می‌خواهند میان خدا و پیامبرانش جدایی اندازند و می‌گویند: «ما به بخشی ایمان داریم و به بخشی کفر می‌ورزیم‌» و می‌خواهند میان آن (دو) راهی راهوار برای خود اختیار کنند، quran_en_fa They are in truth (equally) unbelievers; and we have prepared for unbelievers a humiliating punishment. اینان در حقیقت کافرند؛ و ما برای کافران عذابی خوار کننده آماده کرده‌ایم.///اینان در حقیقت کافرند؛ و ما برای کافران عذابی خوار کننده آماده کرده‌ایم.///اینان در حقیقت کافرانند و ما براى کافران عذابى خوارکننده آماده ساخته‌ایم.///آنان در حقیقت کافرند، و ما براى کافران عذابى خفت‌بار آماده کرده‌ایم///آنان در حقیقت کافرند؛ و ما براى کافران عذابى خفت‌آور آماده کرده‌ایم.///آنان به راستى کافرند و ما براى کافران عذابی خوارکننده آماده کرده‌ایم.///به حقیقت کافر اینهایند و ما برای کافران عذابی خوار کننده مهیا ساخته‌ایم.///اینان به واقع کافرند و ما برای کافران عذابی خفت‌بار آماده ساخته‌ایم‌///آنها کافران حقیقی‌اند؛ و برای کافران، مجازات خوارکننده‌ای فراهم ساخته‌ایم.///آنانند کافران به راستی و آماده کردیم برای کافران عذابی خوارکننده را///همانان حقا کافرانند (که گویی کافران دیگر کافر نیستند) و ما برای کافران عذابی خفت‌آور آماده کرده‌ایم. quran_en_fa To those who believe in Allah and His messengers and make no distinction between any of the messengers, we shall soon give their (due) rewards: for Allah is Oft-forgiving, Most Merciful. وکسانی که به خدا و پیامبرانش ایمان آوردند و میان هیچ یک از آنان جدایی نینداختند، خدا پاداششان را می‌دهد؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///وکسانی که به خدا و پیامبرانش ایمان آوردند و میان هیچ یک از آنان جدایی نینداختند، خدا پاداششان را می‌دهد؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///و کسانى که به خدا و پیامبرانش ایمان آورده‌اند و میان پیامبرانش جدایى نیفکنده‌اند پاداششان را خدا خواهد داد، و خدا آمرزنده و مهربان است.///و کسانى که به خدا و فرستادگان او ایمان آوردند و میان احدى از آنها فرق نگذاشتند، خدا پاداش آنها را خواهد داد که خداوند آمرزنده‌ى مهربان است///و کسانى که به خدا و پیامبرانش ایمان آورده و میان هیچ کدام از آنان فرق نمى‌گذارند، به زودى [خدا] پاداش آنان را عطا مى‌کند، و خدا آمرزنده مهربان است.///و کسانى که به خدا و پیامبرانش ایمان آورده و میان هیچ­یک از آنان فرق نگذاشته‌اند، اینانند که خداوند در آینده پاداششان را خواهد داد. و خداوند، همواره بخشاینده و مهربان است.///و آنان که ایمان به خدا و رسولانش آوردند و تفرقه میان خدا و هیچ یک از پیغمبران نیفکندند، اینها را خدا به زودی اجرشان را عطا کند و خدا پیوسته بخشنده و مهربان است.///و کسانی که به خداوند و پیامبرانش ایمان دارند و بین هیچ‌یک از آنان فرق نمی‌گذارند، خداوند به زودی پاداش آنان را خواهد داد، و خدا آمرزگار مهربان است‌///(ولی) کسانی که به خدا و رسولان او ایمان آورده، و میان احدی از آنها فرق نمی‌گذارند، پاداششان را خواهد داد؛ خداوند، آمرزنده و مهربان است.///و آنان که ایمان آوردند به خدا و پیمبرانش و جدائی نیفکندند میان هیچیک از ایشان آنان را به زودی دهد بدیشان پاداشهای ایشان را و خدا است آمرزنده مهربان‌///و کسانی که به خدا و پیامبرانش ایمان آورده و میان احدی از آنان جدایی نیفکندند، در آینده (خدا) پاداششان می‌دهد و خدا پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان بوده است. quran_en_fa The people of the Book ask thee to cause a book to descend to them from heaven: Indeed they asked Moses for an even greater (miracle), for they said: "Show us Allah in public," but they were dazed for their presumption, with thunder and lightning. Yet they worshipped the calf even after clear signs had come to them; even so we forgave them; and gave Moses manifest proofs of authority. اهل کتاب [بنا به خواست نامعقولشان] از تو می‌خواهند که از آسمان، کتابی برای آنان نازل کنی، البته [این بازیگران زشت باطن] از موسی بزرگ‌تر از آن را خواستند، و گفتند: خدا را آشکارا به ما نشان ده. پس آنان را به کیفر ستمشان صاعقه فرو گرفت. باز پس از آنکه [بر وحدانیت حق و ضرورت خداپرستی] دلایل روشن برای آنان آمد، گوساله را به عنوان معبود گرفتند، و ما از این [گناه بزرگ و زشت هم] گذشتیم و به موسی برهانی روشن و قدرتی آشکار دادیم.///اهل کتاب [بنا به خواست نامعقولشان] از تو می‌خواهند که از آسمان، کتابی برای آنان نازل کنی، البته [این بازیگران زشت باطن] از موسی بزرگ‌تر از آن را خواستند، و گفتند: خدا را آشکارا به ما نشان ده. پس آنان را به کیفر ستمشان صاعقه فرو گرفت. باز پس از آنکه [بر وحدانیت حق و ضرورت خداپرستی] دلایل روشن برای آنان آمد، گوساله را به عنوان معبود گرفتند، و ما از این [گناه بزرگ و زشت هم] گذشتیم و به موسی برهانی روشن و قدرتی آشکار دادیم.///اهل کتاب از تو مى‌خواهند که برایشان کتابى از آسمان نازل کنى. اینان بزرگتر از این را از موسى طلب کردند و گفتند: خدا را به آشکار به ما بنماى. به سبب این سخن کفرآمیزشان صاعقه آنان را فرو گرفت. و پس از آنکه معجزه‌هایى برایشان آمده بود گوساله‌اى را به خدایى گرفتند و ما آنان را بخشیدیم و موسى را حجتى آشکار ارزانى داشتیم.///اهل کتاب از تو مى‌خواهند نوشته‌اى از آسمان بر آنها نازل کنى، البته از موسى، بزرگتر از این را خواستند و گفتند: خدا را آشکارا به ما بنماى! پس به سزاى ظلمشان صاعقه آنها را گرفت. آن‌گاه پس از آن همه معجزات روشنگر که براى آنها آمد، گوساله پرستیدند، و ما///اهل کتاب از تو مى‌خواهند که کتابى از آسمان [یکباره‌] بر آنان فرود آورى. البته از موسى بزرگتر از این را خواستند و گفتند: «خدا را آشکارا به ما بنماى.» پس به سزاى ظلمشان صاعقه آنان را فرو گرفت. سپس، بعد از آنکه دلایل آشکار برایشان آمد، گوساله را [به پرستش‌] گرفتند، و ما از آن هم درگذشتیم و به موسى برهانى روشن عطا کردیم.///[اى پیامبر!] اهل کتاب از تو مى‌خواهند که یکباره از آسمان بر آنها کتابى فرود آورى، آنها از موسى بزرگ‌تر از آن را خواستند و گفتند: «خدا را آشکارا به ما نشان بده!» پس به سزاى ظلمشان صاعقه آنان را فراگرفت، سپس بعد از آن که معجزه‌هاى روشن براى آنان آمد، گوساله‌پرستى را پیش گرفتند. [بعد از توبه] ما از آن [گناه] درگذشتیم و عفو کردیم و به موسى حجتى آشکار دادیم.///(ای پیغمبر) اهل کتاب از تو درخواست کنند که از آسمان کتابی (یکجا) برای آنان فرود آوری، همانا از موسی نیز درخواستی بالاتر از این کردند و گفتند: خدا را به چشم ما آشکار بنما، پس به سبب این جهل و سرکشی صاعقه سوزان آنها را درگرفت، و پس از آن همه آیات روشن، باز گوساله‌پرستی اختیار کردند، باز ما از این کار (زشت آنان) درگذشتیم و به موسی حجتی آشکار بخشیدیم.///اهل کتاب از تو می‌خواهند که برایشان [به یکباره‌] از آسمان کتابی نازل کنی، بدان که از موسی درخواستی عجیب‌تر کردند، و گفتند خدا را آشکارا به ما نشان بده، آنگاه به خاطر درخواست ناحقشان صاعقه‌ [ی مرگ‌] آنان را فروگرفت، آنگاه [چون به درخواست موسی از نو زنده شدند] پس از آن همه معجزات که برایشان پدید آمده بود، گوساله‌پرستی کردند، و از این گناهشان هم درگذشتیم و به موسی حجتی آشکار بخشیدیم‌///اهل کتاب از تو می‌خواهند کتابی از آسمان (یکجا) بر آنها نازل کنی؛ (در حالی که این یک بهانه است؛) آنها از موسی، بزرگتر از این را خواستند، و گفتند: «خدا را آشکارا به ما نشان ده!» و بخاطر این ظلم و ستم، صاعقه آنها را فرا گرفت. سپس گوساله (سامری) را، پس از آن همه دلایل روشن که برای آنها آمد، (به خدایی) انتخاب کردند، ولی ما از آن درگذشتیم (و عفو کردیم) و به موسی، برهان آشکاری دادیم.///می‌خواهند از تو اهل کتاب که فرو فرستی بر ایشان نامه‌ای از آسمان همانا خواستند از موسی بزرگتر از این را گفتند به ما بنمایان خدا را آشکار پس فراگرفتشان صاعقه (آتش آسمانی) به ستمکاریشان پس برگرفتند گوساله را پس از آنکه بیامدشان نشانیها پس درگذشتیم از آن و دادیم به موسی فرمانروائیی آشکار///اهل کتاب از تو می‌خواهند که کتابی از آسمان بر ایشان فرود آوری. پس بی‌چون از موسی بزرگ‌تر از این را خواستند و گفتند: «خدا را آشکارا به ما بنمای.» پس به سزای ظلمشان (آذرخش) صاعقه آنان را فرو گرفت. سپس، بعد از آنکه دلایل آشکار برایشان آمد، گوساله را (به پرستش) گرفتند. پس ما از آن (هم) چشم‌پوشی نمودیم و به موسی برهانی روشنگر دادیم. quran_en_fa And for their covenant we raised over them (the towering height) of Mount (Sinai); and (on another occasion) we said: "Enter the gate with humility"; and (once again) we commanded them: "Transgress not in the matter of the sabbath." And we took from them a solemn covenant. و کوه طور را به سبب پیمانشان [به پذیرفتن تورات، عمل به آن و ایمان به موسی] برفرازشان برافراشتیم، و به آنان گفتیم: با تواضع و فروتنی و سجده کنان، از دروازه [شهر یا در معبد] درآیید. و [نیز] به آنان گفتیم: روز شنبه [از حکم حرمت صید ماهی] تجاوز نکنید. و از آنان [برای اجرای احکام تورات و فرمان‌های موسی] پیمانی محکم و استوار گرفتیم.///و کوه طور را به سبب پیمانشان [به پذیرفتن تورات، عمل به آن و ایمان به موسی] برفرازشان برافراشتیم، و به آنان گفتیم: با تواضع و فروتنی و سجده کنان، از دروازه [شهر یا در معبد] درآیید. و [نیز] به آنان گفتیم: روز شنبه [از حکم حرمت صید ماهی] تجاوز نکنید. و از آنان [برای اجرای احکام تورات و فرمان‌های موسی] پیمانی محکم و استوار گرفتیم.///و به خاطر پیمانى که با آنها بسته بودیم کوه طور را بر فراز سرشان بداشتیم و گفتیم: سجده‌کنان از آن در داخل شوید و در روز شنبه تجاوز مکنید. و از ایشان پیمانى سخت گرفتیم.///و کوه طور را به اعتبار پیمانشان بالاى سرشان برافراشتیم و به ایشان گفتیم: فروتنانه از این دروازه وارد شوید، و گفتیم: حرمت شنبه را نشکنید [و صید نکنید] و از ایشان پیمانى محکم گرفتیم///و کوه طور را به یادبود پیمان [با] آنان، بالاى سرشان افراشته داشتیم؛ و به آنان گفتیم: «سجده‌کنان از در درآیید» و [نیز] به آنان گفتیم: «در روز شنبه تجاوز مکنید.» و از ایشان پیمانى استوار گرفتیم.///و کوه طور را به خاطر پیمان­گرفتن از آنان بر فراز آنها برافراشتیم و به آنها گفتیم: «[براى توبه،] سجده‌کنان از در [بیت‌المقدس] وارد شوید.» و به آنان گفتیم: «در روز [هاى] شنبه [از حکم تحریم صید ماهى] تجاوز نکنید.» و از آنان پیمانى محکم گرفتیم.///و کوه طور را برای (اتمام حجت و اخذ) پیمان بر فراز سر آنها بلند گردانیدیم و آنها را گفتیم به حال سجده بدین درگاه درآیید و گفتیم از حکم روز شنبه تعدی مکنید، و از آنها پیمانی سخت گرفتیم.///و [کوه‌] طور را بر فرازشان افراشته داشتیم تا از ایشان پیمان گرفتیم، و به ایشان گفتیم فروتنانه از این دروازه وارد شوید، و به ایشان گفتیم حرمت سبت [شنبه‌] را نشکنید، و از ایشان پیمانی استوار گرفتیم‌///و کوه طور را بر فراز آنها برافراشتیم؛ و در همان حال از آنها پیمان گرفتیم، و به آنها گفتیم: «(برای توبه،) از در (بیت المقدس) با خضوع درآیید!» و (نیز) گفتیم: «روز شنبه تعدی نکنید (و دست از کار بکشید!)» و از آنان (در برابر همه اینها،) پیمان محکمی گرفتیم.///و برافراشتیم بر فراز ایشان طور را به پیمانشان و بدیشان گفتیم اندرآیید در را سجده‌کنان و گفتیم بدیشان که تجاوز نکنید در شنبه و گرفتیم از ایشان پیمانی سخت‌///و (کوه) طور را به سبب (نقض) پیمانشان بالای سرشان برافراشتیم و به آنان گفتیم: «سجده‌کنان از درب (بیت‌المقدس) در آیید.» و (نیز) به آنان گفتیم: «در روز شنبه تجاوز مکنید.» و از ایشان پیمانی سخت بی‌امان بر گرفتیم. quran_en_fa (They have incurred divine displeasure): In that they broke their covenant; that they rejected the signs of Allah; that they slew the Messengers in defiance of right; that they said, "Our hearts are the wrappings (which preserve Allah's Word; We need no more)";- Nay, Allah hath set the seal on their hearts for their blasphemy, and little is it they believe;- پس به کیفر پیمان شکنی آنان و کفرشان به آیات خدا، و به ناحق کشتن پیامبران، و گفتار [بی پایه و باطل] شان که دل‌های ما در پوشش و حجاب است [از این رو سخن حق را درک نمی‌کنیم، لعنتشان کردیم؛] بلکه به سبب کفرشان بر دل هایشان مهر [محرومیت از فهم معارف] زدیم؛ به همین سبب جز اندکی ایمان نمی‌آورند.///پس به کیفر پیمان شکنی آنان و کفرشان به آیات خدا، و به ناحق کشتن پیامبران، و گفتار [بی پایه و باطل] شان که دل‌های ما در پوشش و حجاب است [از این رو سخن حق را درک نمی‌کنیم، لعنتشان کردیم؛] بلکه به سبب کفرشان بر دل هایشان مهر [محرومیت از فهم معارف] زدیم؛ به همین سبب جز اندکی ایمان نمی‌آورند.///پس به سبب پیمان شکستنشان و کافر شدنشان به آیات خدا و به ناحق کشتن پیامبران و اینکه گفتند: دلهاى ما فرو بسته است، خدا بر دلهایشان مهر نهاده است و جز اندکى ایمان نمى‌آورند.///پس به سزاى پیمان شکنى‌شان، و انکار آیات خدا، و کشتن پیامبران به ناحق، و به خاطر گفتارشان که: دل‌هاى ما در غلاف است [لعنتشان کردیم‌]، بلکه خدا به خاطر کفرشان بر دل‌هاى آنها مهر زد و جز اندکى ایمان نمى‌آورند///پس به [سزاى‌] پیمان‌شکنى‌شان، و انکارشان نسبت به آیات خدا، و کشتار ناحق آنان [از] انبیا، و گفتارشان که: «دلهاى ما در غلاف است» [لعنتشان کردیم‌] بلکه خدا به خاطر کفرشان بر دلهایشان مهر زده و در نتیجه جز شمارى اندک [از ایشان‌] ایمان نمى‌آورند.///و به خاطر پیمان‌شکنى، و کفر آنان به آیات خدا و کشتن پیامبران به ناحق، و این که [از روى تمسخر] مى‌گفتند: «بر دل‌هاى ما پرده افتاده است [که سخنان پیامبران را درک نمى‌کنیم، خداوند آنان را مجازات کرد.]» بلکه خداوند بر دل‌هاى آنان به خاطر کفرشان مهر زد و جز اندکى، ایمان نمى‌آورند.///پس چون پیمان شکستند و به آیات خدا کافر شدند و پیغمبران را به ناحق کشتند و (همه این قبایح به جای آوردند) بدین عذر که گفتند: دلهای ما در پرده است (و دروغ گفتند) بلکه خدا به سبب کفر، آنها را مهر بر دل نهاد، که به جز اندکی ایمان نیاورند؛///آنگاه به سبب پیمان شکنی‌شان و کفرورزیدنشان به آیات الهی و کشتنشان پیامبران را به ناحق و ادعایشان که دلهای ما در پوشش است [لعنتشان کردیم‌]، بلکه خداوند به سبب کفرشان بر دلهایشان مهر نهاد، که جز اندکی ایمان نمی‌آورند///(ولی) بخاطر پیمان‌شکنی آنها، و انکار آیات خدا، و کشتن پیامبران بناحق، و بخاطر اینکه (از روی استهزا) می‌گفتند: «بر دلهای ما، پرده افکنده (شده و سخنان پیامبر را درک نمی‌کنیم!» رانده درگاه خدا شدند.) آری، خداوند بعلت کفرشان، بر دلهای آنها مهر زده؛ که جز عده کمی (که راه حق می‌پویند و لجاج ندارند،) ایمان نمی‌آورند.///پس بشکستن ایشان پیمان خویش را و کفر ورزیدن ایشان به آیتهای خدا و کشتن ایشان پیمبران را به ناحق و گفتن ایشان که دلهای ما است نهان در پرده بلکه مهر نهاده است خدا بر آنها به کفرشان پس ایمان نیارند مگر اندکی‌///پس به (سزای) پیمان‌شکنی‌شان و کفرشان (نسبت‌) به آیات خدا و کشتار ناحقشان پیمبران را و گفتارشان که: «دل‌هایمان در بسته است‌» (لعنتشان کردیم)؛ بلکه خدا به خاطر کفرشان بر دل‌هایشان مهر زده. پس جز اندکی ایمان نمی‌آورند. quran_en_fa That they rejected Faith; that they uttered against Mary a grave false charge; و [نیز] به سبب کفرشان [به نبوت عیسی] و گفتارشان بر مریم [پاکدامن و آراسته به عفت] که افترا و بهتان بزرگی بود [لعنتشان کردیم.]///و [نیز] به سبب کفرشان [به نبوت عیسی] و گفتارشان بر مریم [پاکدامن و آراسته به عفت] که افترا و بهتان بزرگی بود [لعنتشان کردیم.]///و نیز به سبب کفرشان و آن تهمت بزرگ که به مریم زدند.///و [نیز] به سزاى کفرشان و آن تهمت بزرگى که به مریم زدند///و [نیز] به سزاى کفرشان و آن تهمت بزرگى که به مریم زدند،///و [نیز] به خاطر کفرشان و سخنانشان که تهمت بزرگى به مریم زدند،///و هم به واسطه کفرشان و بهتان بزرگشان بر مریم؛///و به سبب کفرشان و سخنشان که به مریم بهتان بزرگی زدند///و (نیز) بخاطر کفرشان، و تهمت بزرگی که بر مریم زدند.///و به کفرشان و گفتارشان در باره مریم تهمتی بزرگ‌///و (نیز) به سزای کفرشان و آن تهمت بزرگی که به مریم زدند، quran_en_fa That they said (in boast), "We killed Christ Jesus the son of Mary, the Messenger of Allah";- but they killed him not, nor crucified him, but so it was made to appear to them, and those who differ therein are full of doubts, with no (certain) knowledge, but only conjecture to follow, for of a surety they killed him not:- و به سبب گفتار [سراسر دروغ] شان که ما عیسی بن مریم فرستاده خدا را کشتیم. در صورتی که او رانکشتند و به دار نیاویختند، بلکه بر آنان مشتبه شد [به این خاطر شخصی را به گمان اینکه عیسی است به دار آویختند و کشتند]؛ و کسانی که درباره او اختلاف کردند، نسبت به وضع وحال او در شک هستند، و جز پیروی از گمان و وهم، هیچ آگاهی و علمی به آن ندارند، و یقینا او را نکشتند.///و به سبب گفتار [سراسر دروغ] شان که ما عیسی بن مریم فرستاده خدا را کشتیم. در صورتی که او رانکشتند و به دار نیاویختند، بلکه بر آنان مشتبه شد [به این خاطر شخصی را به گمان اینکه عیسی است به دار آویختند و کشتند]؛ و کسانی که درباره او اختلاف کردند، نسبت به وضع وحال او در شک هستند، و جز پیروی از گمان و وهم، هیچ آگاهی و علمی به آن ندارند، و یقینا او را نکشتند.///و نیز بدان سبب که گفتند: ما مسیح پسر مریم پیامبر خدا را کشتیم. و حال آنکه آنان مسیح را نکشتند و بر دار نکردند بلکه امر برایشان مشتبه شد. هر آینه آنان که درباره او اختلاف مى‌کردند خود در تردید بودند و به آن یقین نداشتند. تنها پیرو گمان خود بودند و عیسى را به یقین نکشته بودند.///و ادعایشان که: ما مسیح عیسى بن مریم پیامبر خدا را کشته‌ایم، در حالى که نه او را کشتند و نه بر دار کردند، بلکه [حقیقت امر] بر آنها مشتبه شد و کسانى که در باره‌ى [قتل‌] او اختلاف کردند، قطعا در مورد آن شک دارند و به آن آگاهى ندارند و تنها از حدس و گما///و گفته ایشان که: «ما مسیح، عیسى بن مریم، پیامبر خدا را کشتیم»، و حال آنکه آنان او را نکشتند و مصلوبش نکردند، لیکن امر بر آنان مشتبه شد؛ و کسانى که در باره او اختلاف کردند، قطعا در مورد آن دچار شک شده‌اند و هیچ علمى بدان ندارند، جز آنکه از گمان پیروى مى‌کنند، و یقینا او را نکشتند.///و سخنى که [مغرورانه] گفتند: «ما مسیح؛ عیسى پسر مریم، فرستاده‌ى خدا را کشتیم.» در حالى که نه او را کشتند و نه به صلیب کشیدند، بلکه کار بر آنان مشتبه شد [و کسى شبیه به او را کشتند]. و کسانى که درباره‌ى عیسى اختلاف نظر پیدا کردند، خود در شک بودند و هیچ یک به گفته‌ى خود علم نداشتند و تنها از پندارهاى بى‌اساس پیروى مى‌کردند، و به یقین او را نکشتند.///و هم از این رو که گفتند: ما مسیح عیسی بن مریم رسول خدا را کشتیم، در صورتی که او را نه کشتند و نه به دار کشیدند بلکه امر بر آنها مشتبه شد؛ و همانا آنان که درباره او عقاید مختلف اظهار داشتند از روی شک و تردید سخنی گفتند و عالم به او نبودند جز آنکه از پی گمان خود می‌رفتند؛ و به طور یقین مسیح را نکشتند؛///و ادعایشان که ما مسیح عیسی بن مریم پیامبر خدا را کشته‌ایم و حال آنکه نه او را کشتند و نه بر دار کردند، بلکه [حقیقت امر] بر آنان مشتبه شد، و کسانی که در این امر اختلاف کردند از آن در شک‌اند و به آن علم ندارند، فقط پیروی از حدس و گمان می‌کنند و او را به یقین نکشته‌اند///و گفتارشان که: «ما، مسیح عیسی بن مریم، پیامبر خدا را کشتیم!» در حالی که نه او را کشتند، و نه بر دار آویختند؛ لکن امر بر آنها مشتبه شد. و کسانی که در مورد (قتل) او اختلاف کردند، از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی می‌کنند؛ و قطعا او را نکشتند!///و گفتارشان که ما کشتیم مسیح عیسی ابن مریم پیمبر خدا را حالی که نکشتندش و نه به دارش آویختند بلکه مشتبه شد بر ایشان و همانا آنان که در او اختلاف کردند در شکی از او هستند نیستشان بدان دانائیی جز پیروی پندار حالی که نکشتند او را به یقین‌///و گفته‌ی ایشان که: «ما بی‌چون مسیح، عیسی‌بن مریم، پیامبر خدا را کشتیم‌.» حال آنکه آنان او را نکشتند و به دارش (هم) نیاویختند؛ لیکن امر بر آنان مشتبه شد و کسانی که بی‌چون درباره‌ی او اختلاف کردند، بی‌گمان در مورد آن در (ژرفای) شکی غرق شده و هیچ علمی بر آن ندارند، جز پیروی از گمان. و به یقین او را نکشتند؛ quran_en_fa Nay, Allah raised him up unto Himself; and Allah is Exalted in Power, Wise;- بلکه خدا او را به سوی خود بالا برد؛ و خدا همواره توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///بلکه خدا او را به سوی خود بالا برد؛ و خدا همواره توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///بلکه خداوند او را به نزد خود فرا برد، که خدا پیروزمند و حکیم است.///بلکه خدا او را به سوى خود بالا برد، که خداوند توانا و حکیم است///بلکه خدا او را به سوى خود بالا برد، و خدا توانا و حکیم است.///بلکه خداوند او را به سوى خود بالا برد. و خداوند همواره پیروزمندى حکیم است.///بلکه خدا او را به سوی خود بالا برد، و پیوسته خدا مقتدر و کارش از روی حکمت است؛///بلکه خداوند او را به سوی خویش برکشید و خدا پیروزمند فرزانه است‌///بلکه خدا او را به سوی خود، بالا برد. و خداوند، توانا و حکیم است.///بلکه بالا بردش خدا به سوی خویش و خدا است عزتمند حکیم‌///بلکه خدا او را سوی خود بالا برد. و خدا عزیز بوده است. quran_en_fa And there is none of the People of the Book but must believe in him before his death; and on the Day of Judgment he will be a witness against them;- و هیچ یک از اهل کتاب نیست مگر آنکه پیش از مرگش [که لحظه روشن شدن حقایق است] به مسیح ایمان می‌آورد [که او فرستاده خدا، بنده او و مژده دهنده به ظهور پیامبر اسلام است، ولی ایمان در آن لحظه سودبخش نیست] و مسیح روز قیامت بر [عقاید و اعمال] آنان گواه است.///و هیچ یک از اهل کتاب نیست مگر آنکه پیش از مرگش [که لحظه روشن شدن حقایق است] به مسیح ایمان می‌آورد [که او فرستاده خدا، بنده او و مژده دهنده به ظهور پیامبر اسلام است، ولی ایمان در آن لحظه سودبخش نیست] و مسیح روز قیامت بر [عقاید و اعمال] آنان گواه است.///و هیچ یک از اهل کتاب نیست مگر آنکه پیش از مرگش به او ایمان آورد و عیسى در روز قیامت به ایمانشان گواهى خواهد داد.///و هیچ کس از اهل کتاب نیست مگر آن که پیش از مرگش حتما به او [عیسى‌] ایمان مى‌آورد و روز قیامت [نیز] بر آنان گواه خواهد بود///و از اهل کتاب، کسى نیست مگر آنکه پیش از مرگ خود حتما به او ایمان مى‌آورد، و روز قیامت [عیسى نیز] بر آنان شاهد خواهد بود.///و اهل کتاب همه پیش از مرگ به او ایمان می‌آورند و او روز قیامت، درباره‌ى آنها گواهى خواهد داد.///و هیچ کس از اهل کتاب نیست جز آنکه پیش از مرگ به وی (عیسی) ایمان خواهد آورد و در روز قیامت او بر آنان گواه خواهد بود؛///و هیچ‌کس از اهل کتاب نیست مگر آنکه پیش از مرگش به او [عیسی‌] ایمان آورد، و روز قیامت او [عیسی‌] برایشان گواه است‌///و هیچ یک از اهل کتاب نیست مگر اینکه پیش از مرگش به او [= حضرت مسیح‌] ایمان می‌آورد؛ و روز قیامت، بر آنها گواه خواهد بود.///و اگر نیست از اهل کتاب جز آنکه ایمان آورد بدو پیش از مرگش و روز رستاخیز می‌باشد بر ایشان گواه‌///و هیچ کس از اهل کتاب، نیست مگر آنکه بی‌چون پیش از مرگش [: مرگ مسیح] بی‌گمان به او ایمان می‌آورد و روز قیامت (عیسی نیز) بر آنان گواه است. quran_en_fa For the iniquity of the Jews We made unlawful for them certain (foods) good and wholesome which had been lawful for them;- in that they hindered many from Allah's Way;- پس به کیفر ستمی که یهودیان [به آیات خدا و بر خود و دیگران] روا داشتند، و به سزای آنکه بسیاری از مردم را از راه خدا بازداشتند، چیزهای پاکیزه‌ای را که بر آنان حلال شده بود [مانند صید ماهی و خوردن چربی و شیر و گوشت حیوانات] حرام کردیم.///پس به کیفر ستمی که یهودیان [به آیات خدا و بر خود و دیگران] روا داشتند، و به سزای آنکه بسیاری از مردم را از راه خدا بازداشتند، چیزهای پاکیزه‌ای را که بر آنان حلال شده بود [مانند صید ماهی و خوردن چربی و شیر و گوشت حیوانات] حرام کردیم.///و به کیفر ستمى که یهودان روا داشتند و منع‌کردن بسیارشان از راه خدا، آن چیزهاى پاکیزه را که بر آنان حلال بود، حرام کردیم.///پس به خاطر ظلمى که از یهود صادر شد، و به سبب بازداشتن‌شان بسیارى [از مردم‌] را از راه خدا، بخشى از چیزهاى پاکیزه را که بر آنان حلال بود حرام کردیم///پس به سزاى ستمى که از یهودیان سر زد و به سبب آنکه [مردم را] بسیار از راه خدا باز داشتند، چیزهاى پاکیزه‌اى را که بر آنان حلال شده بود حرام گردانیدیم؛///پس به سزاى ستمى که از یهودیان سر زد و به خاطر آن که بسیارى از مردم را از راه خدا بازمى‌داشتند، بخشى از چیزهاى پاک و دلپسندى را که قبلا برایشان حلال بود، بر آنان حرام کردیم.///پس به جهت (این همه) ظلمی که یهود کردند و هم بدین جهت که بسیاری مردم را از راه خدا منع کردند، ما نعمت‌های پاکیزه‌ای را که بر آنها حلال بود حرام گردانیدیم؛///آری به سبب ظلم [بعضی از] یهودیان، و به سبب باز داشتنشان بسیاری [از مردم‌] را از راه خدا، چیزهای پاکیزه‌ای را که بر آنان حلال بود، بر آنان حرام کردیم‌///بخاطر ظلمی که از یهود صادر شد، و (نیز) بخاطر جلوگیری بسیار آنها از راه خدا، بخشی از چیزهای پاکیزه را که بر آنها حلال بود، حرام کردیم.///پس به ستمی از آنان که جهود شدند حرام کردیم بر ایشان پاکهائی را که حلال بود برای ایشان و به بازداشتن ایشان از راه خدا بسیاری را///پس به سزای ستمی که از یهودیان سر زد و به سبب آنکه (مردمان را) بسیار از راه خدا بازداشتند، چیزهای پاکیزه‌ای را که برایشان حلال شده بود بر آنان حرام کردیم. quran_en_fa That they took usury, though they were forbidden; and that they devoured men's substance wrongfully;- we have prepared for those among them who reject faith a grievous punishment. و [نیز به سبب] ربا گرفتنشان با آنکه از آن نهی شده بودند، و خوردن اموال مردم به باطل و نامشروع [پاکیزه‌های حلال شده را بر آنان حرام کردیم] و ما برای کافران عذابی دردناک آماده کرده‌ایم.///و [نیز به سبب] ربا گرفتنشان با آنکه از آن نهی شده بودند، و خوردن اموال مردم به باطل و نامشروع [پاکیزه‌های حلال شده را بر آنان حرام کردیم] و ما برای کافران عذابی دردناک آماده کرده‌ایم.///و نیز به سبب رباخواریشان و حال آنکه از آن منع شده بودند، و خوردن اموال مردم را به باطل. و ما براى کافرانشان عذابى دردآور مهیا کرده‌ایم.///و به خاطر ربا گرفتنشان که از آن نهى شده بودند و خوردن مال مردم به ناروا و ما براى کافرانشان عذابى دردناک آماده کرده‌ایم///و [به سبب‌] رباگرفتنشان -با آنکه از آن نهى شده بودند- و به ناروا مال مردم خوردنشان، و ما براى کافران آنان عذابى دردناک آماده کرده‌ایم.///و [نیز این مجازات] به سبب رباخوارى آنها بود که از آن نهى شده بودند و نیز به سبب خوردن مال مردم به ناحق. و براى کافرانشان عذاب دردناکى فراهم ساخته‌ایم.///و هم بدین جهت که ربا می‌گرفتند، در صورتی که از ربا خوردن نهی شده بودند، و هم از آن رو که اموال مردم را به باطل می‌خوردند. و ما برای کافران آنها عذابی دردناک مهیا ساخته‌ایم.///و نیز به سبب ربا گرفتنشان که از آن نهی شده بودند، و اینکه اموال مردم را به باطل می‌خوردند، و ما برای کافرانشان عذابی دردناک آماده ساخته‌ایم‌///و (همچنین) بخاطر ربا گرفتن، در حالی که از آن نهی شده بودند؛ و خوردن اموال مردم بباطل؛ و برای کافران آنها، عذاب دردناکی آماده کرده‌ایم.///و گرفتن ایشان ربا را حالی که نهی شدند از آن و خوردن ایشان اموال مردم را به ناحق و آماده کردیم برای کافران از ایشان عذابی دردناک‌///و (نیز به سبب) ربا گرفتنشان - حال آنکه از آن نهی شده بودند- و (به جهت) مفتخواری اموال مردمان. و ما برای کافرانشان عذابی دردناک آماده کردیم. quran_en_fa But those among them who are well-grounded in knowledge, and the believers, believe in what hath been revealed to thee and what was revealed before thee: And (especially) those who establish regular prayer and practise regular charity and believe in Allah and in the Last Day: To them shall We soon give a great reward. ولی از میان آنان، ثابت قدمان در دانش، مؤمنان [به موسی و تورات] برپادارندگان نماز، پرداخت کنندگان زکات، مؤمنان به خدا و روز قیامت، به آنچه بر تو و [بر پیامبران] پیش از تو نازل شده ایمان واقعی می‌آورند آنان هستند که یقینا پاداش بزرگی به ایشان عطا خواهیم کرد.///ولی از میان آنان، ثابت قدمان در دانش، مؤمنان [به موسی و تورات] برپادارندگان نماز، پرداخت کنندگان زکات، مؤمنان به خدا و روز قیامت، به آنچه بر تو و [بر پیامبران] پیش از تو نازل شده ایمان واقعی می‌آورند آنان هستند که یقینا پاداش بزرگی به ایشان عطا خواهیم کرد.///ولى دانشمندانشان و آن مؤمنانى را که به آنچه بر تو و به آنچه پیش از تو نازل شده ایمان دارند، و نمازگزاران و زکات‌دهندگان و مؤمنان به خدا و روز قیامت را اجر بزرگى خواهیم داد.///ولى دانشوران آنها و مؤمنان، بدانچه بر تو نازل شده و آنچه پیش از تو نازل گردیده ایمان مى‌آورند، و [به ویژه‌] نمازگزاران، و زکات دهندگان و مؤمنان به خدا و روز بازپسین همه آنها را پاداشى بزرگ خواهیم داد///لیکن راسخان آنان در دانش، و مؤمنان، به آنچه بر تو نازل شده و به آنچه پیش از تو نازل گردیده ایمان دارند و خوشا بر نمازگزاران، و زکات‌دهندگان و ایمان‌آورندگان به خدا و روز بازپسین که به زودى به آنان پاداشى بزرگ خواهیم داد.///ولى استواران در علم از یهود و مؤمنان، به آنچه بر تو و آنچه پیش از تو نازل شده است، ایمان دارند. و به ویژه برپادارندگان نماز، و زکات­دهندگان، و مؤمنان به خدا و روز قیامت، که به زودى آنان را پاداش بزرگى خواهیم داد.///لیکن کسانی از آنها که در علم قدمی ثابت دارند و به آنچه بر تو و پیغمبران پیش از تو نازل شده می‌گروند و به ویژه مؤمنان دیگر آنان که نماز به پا می‌دارند و زکات می‌دهند و به خدا و روز قیامت ایمان می‌آورند، به زودی خدا آنان را اجر و ثواب عظیم عطا خواهد کرد.///ولی از میان آنان راسخان در علم و مؤمنان به آنچه بر تو و پیش از تو نازل شده است، ایمان دارند، به ویژه نمازگزاران، و زکات‌دهندگان و مؤمنان به خداوند و روز بازپسین، به اینان به زودی پاداش بزرگی خواهیم داد///ولی راسخان در علم از آنها، و مؤمنان (از امت اسلام،) به تمام آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پیش از تو نازل گردیده، ایمان می‌آورند. (همچنین) نمازگزاران و زکات‌دهندگان و ایمان‌آورندگان به خدا و روز قیامت، بزودی به همه آنان پاداش عظیمی خواهیم داد.///لیکن به دانش فرورفتگان از ایشان و مؤمنان ایمان آورند بدانچه فرستاده شد به سوی تو و بدانچه فرستاده شده است پیش از تو و بپای‌دارندگان نماز و دهندگان زکوة و ایمان‌آرندگان به خدا و روز بازپسین آنان را بزودی دهیمشان پاداشی بزرگ‌///لیکن پای‌برجایان استوارشان در علم [: معرفت الهی] و مؤمنان، به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پیش از تو نازل گشته ایمان می‌آورند و به ویژه بر پا دارندگان نماز و (نیز) زکات‌دهندگان و مؤمنان به خدا و روز واپسین. زودا (که) به آنان پاداشی بزرگ خواهیم داد. quran_en_fa We have sent thee inspiration, as We sent it to Noah and the Messengers after him: we sent inspiration to Abraham, Isma'il, Isaac, Jacob and the Tribes, to Jesus, Job, Jonah, Aaron, and solomon, and to David We gave the Psalms. ما به تو وحی کردیم، همان گونه که به نوح و پیامبران پس از او وحی کردیم؛ و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگان [دارای مقام نبوتشان] و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان نیز وحی نمودیم؛ و به داود، زبور دادیم.///ما به تو وحی کردیم، همان گونه که به نوح و پیامبران پس از او وحی کردیم؛ و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگان [دارای مقام نبوتشان] و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان نیز وحی نمودیم؛ و به داود، زبور دادیم.///ما به تو وحى کردیم همچنان که به نوح و پیامبران بعد از او وحى کرده‌ایم و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و سبطها و عیسى و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحى کرده‌ایم و به داود زبور را ارزانى داشتیم.///همانا ما به تو وحى کردیم، چنان که به نوح و پیامبران پس از او وحى نمودیم، و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگان [او] و عیسى و ایوب و یونس و هارون و سلیمان [نیز] وحى فرستادیم، و داود را زبور دادیم///ما همچنانکه به نوح و پیامبران بعد از او، وحى کردیم، به تو [نیز] وحى کردیم؛ و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط و عیسى و ایوب و یونس و هارون و سلیمان [نیز] وحى نمودیم، و به داوود زبور بخشیدیم.///[اى پیامبر!] ما به تو وحى کردیم، آن‌گونه که به نوح و پیامبران پس از او وحى فرستادیم. و [همچنین] به ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یعقوب، [پیامبران از] فرزندان یعقوب، عیسى، ایوب، یونس، هارون و سلیمان وحى نمودیم. و به داوود، زبور دادیم.///ما به تو وحی کردیم چنانکه به نوح و پیغمبران بعد از او و همچنین به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط (فرزندان یعقوب) و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی نمودیم و به داود هم زبور عطا کردیم.///ما به تو وحی فرستادیم، همچنانکه به نوح و پیامبران بعد از او، و نیز به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان نیز وحی فرستادیم، و به داوود زبور بخشیدیم‌///ما به تو وحی فرستادیم؛ همان گونه که به نوح و پیامبران بعد از او وحی فرستادیم؛ و (نیز) به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط [= بنی اسرائیل‌] و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی نمودیم؛ و به داوود زبور دادیم.///همانا وحی فرستادیم به سوی تو چنانکه وحی فرستادیم بسوی نوح و پیمبران پس از او و وحی فرستادیم بسوی ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب و اسباط و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان و دادیم به داود زبور را///ما بی‌گمان - همچنان که به نوح و پیامبران پس از او، وحی کردیم - به تو (نیز) وحی کردیم و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندان (او) و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان (نیز) وحی کردیم و به داوود زبور دادیم. quran_en_fa Of some messengers We have already told thee the story; of others We have not;- and to Moses Allah spoke direct;- و به پیامبرانی [وحی کردیم] که سرگذشت آنان را پیش از این برای توگفتیم، و پیامبرانی [را برانگیخته‌ایم] که سرگذشتشان را برای تو حکایت نکرده‌ایم. و خدا با موسی به صورتی ویژه و بیواسطه سخن گفت.///و به پیامبرانی [وحی کردیم] که سرگذشت آنان را پیش از این برای توگفتیم، و پیامبرانی [را برانگیخته‌ایم] که سرگذشتشان را برای تو حکایت نکرده‌ایم. و خدا با موسی به صورتی ویژه و بیواسطه سخن گفت.///و پیامبرانى که پیش از این داستانهاشان را براى تو گفته‌ایم و آنان که داستانهاشان را براى تو نگفته‌ایم. و خدا با موسى سخن گفت، چه سخن گفتنى بى‌میانجى.///و پیامبرانى که سرگذشت آنها را پیش‌تر با تو گفته‌ایم و پیامبرانى که حکایتشان را با تو نگفته‌ایم و خدا با موسى به طرز خاصى سخن گفت///و پیامبرانى [را فرستادیم‌] که در حقیقت [ماجراى‌] آنان را قبلا بر تو حکایت نمودیم؛ و پیامبرانى [را نیز برانگیخته‌ایم‌] که [سرگذشت‌] ایشان را بر تو بازگو نکرده‌ایم. و خدا با موسى آشکارا سخن گفت.///و پیامبرانى [فرستادیم] که پیش از این داستان آنان را برایت بازگفته‌ایم و پیامبرانى که ماجراى آنان را براى تو نگفته‌ایم. و خداوند با موسى سخن گفت، سخن گفتنى ویژه.///و رسولانی هم که شرح حال آنها را از پیش بر تو حکایت کردیم و آنهایی را که حکایت ننمودیم (به همه خدا وحی فرستاد) و خدا با موسی (در طور) آشکار و روشن سخن گفت.///و پیامبرانی که پیشتر داستان آنان را بر تو خوانده‌ایم و پیامبرانی که داستان آنان را بر تو نخوانده‌ایم، و خداوند با موسی [بی‌میانجی‌] سخن گفت‌///و پیامبرانی که سرگذشت آنها را پیش از این، برای تو باز گفته‌ایم؛ و پیامبرانی که سرگذشت آنها را بیان نکرده‌ایم؛ و خداوند با موسی سخن گفت. (و این امتیاز، از آن او بود.)///و پیمبرانی که خواندیم داستانشان را بر تو پیش از این و پیمبرانی که نخواندیم داستانشان را بر تو و سخن گفت خدا با موسی سخن‌گفتنی‌///و پیامبرانی (را فرستادیم) که در حقیقت (ماجرای) آنان را از پیش بر تو حکایت کردیم و پیامبرانی (را نیز برانگیختیم) که (سرگذشت) ایشان را بر تو بازگو نکرده‌ایم و خدا با موسی سخنی (وحیانی) گفت. quran_en_fa Messengers who gave good news as well as warning, that mankind, after (the coming) of the messengers, should have no plea against Allah: For Allah is Exalted in Power, Wise. پیامبرانی که مژده رسان و بیم دهنده بودند تا مردم را [در دنیا و آخرت در برابر خدا] پس از فرستادن پیامبران، عذر و بهانه و حجتی نباشد؛ و خدا همواره توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///پیامبرانی که مژده رسان و بیم دهنده بودند تا مردم را [در دنیا و آخرت در برابر خدا] پس از فرستادن پیامبران، عذر و بهانه و حجتی نباشد؛ و خدا همواره توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///پیامبرانى مژده‌دهنده و بیم‌دهنده تا از آن پس مردم را بر خدا حجتى نباشد، و خدا پیروزمند و حکیم است.///پیامبرانى که بشارتگر و هشدار دهنده بودند، تا مردم را پس از [فرستادن‌] پیامبران، در مقابل خدا دستاویزى نباشد [و حجت تمام شود] و خداوند شکست‌ناپذیر حکیم است///پیامبرانى که بشارتگر و هشداردهنده بودند، تا براى مردم، پس از [فرستادن‌] پیامبران، در مقابل خدا [بهانه و] حجتى نباشد، و خدا توانا و حکیم است.///پیامبرانى که بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده بودند، تا پس از [آمدن] این پیامبران، براى مردم در مقابل خدا [بهانه و] حجتى باقى نماند. و خداوند همواره شکست‌ناپذیر و حکیم است.///رسولانی را فرستاد که (نیکان را) بشارت دهند و (بدان را) بترسانند تا آنکه پس از فرستادن رسولان، مردم را بر خدا حجتی نباشد، و خدا همیشه مقتدر و کارش بر وفق حکمت است.///[اینان‌] پیامبرانی مژده‌آور و هشداردهنده هستند، تا بعد از [فرستادن‌] پیامبران، مردم را بر خداوند حجتی نباشد، و خداوند پیروزمند فرزانه است‌///پیامبرانی که بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده بودند، تا بعد از این پیامبران، حجتی برای مردم بر خدا باقی نماند، (و بر همه اتمام حجت شود؛) و خداوند، توانا و حکیم است.///پیمبرانی نویددهندگان و ترسانندگان تا نباشد برای مردم بر خدا بهانه‌ای پس از پیمبران و خدا است عزتمند حکیم‌///پیامبرانی را که بشارتگر و هشداردهنده بودند، تا برای مردمان پس از پیامبران، در برابر خدا (بهانه و) حجتی (در کار) نباشد. و خدا عزیز حکیم بوده است. quran_en_fa But Allah beareth witness that what He hath sent unto thee He hath sent from His (own) knowledge, and the angels bear witness: But enough is Allah for a witness. ولی [در برابر کبرورزی و لجاجت اهل کتاب، که به حقانیت قرآن و رسالت تو گواهی نمی‌دهند] خدا به وسیله آنچه بر تو نازل کرده گواهی می‌دهد که آن را به علم و دانش خود نازل کرده، و [نیز] فرشتگان هم گواهی می‌دهند، گرچه گواهی خدا کافی است.///ولی [در برابر کبرورزی و لجاجت اهل کتاب، که به حقانیت قرآن و رسالت تو گواهی نمی‌دهند] خدا به وسیله آنچه بر تو نازل کرده گواهی می‌دهد که آن را به علم و دانش خود نازل کرده، و [نیز] فرشتگان هم گواهی می‌دهند، گرچه گواهی خدا کافی است.///ولى خدا به آنچه بر تو نازل کرد شهادت مى‌دهد که به علم خود نازل کرده است، و فرشتگان نیز شهادت مى‌دهند، و خدا شهادت را بسنده است.///آرى، خدا به [حقانیت‌] آنچه به تو نازل کرده گواهى مى‌دهد که آن را به علم خویش نازل کرده و فرشتگان [نیز] گواهى مى‌دهند، و گواهى خداوند کافى است///لیکن خدا به [حقانیت‌] آنچه بر تو نازل کرده است گواهى مى‌دهد. [او] آن را به علم خویش نازل کرده است؛ و فرشتگان [نیز] گواهى مى‌دهند. و کافى است خدا گواه باشد.///[گر چه کافران بهانه مى‌گیرند و به درستى کتاب تو گواهى نمى‌دهند،] ولى خداوند، به آنچه بر تو نازل کرده گواهى مى‌دهد، که به علم خود بر تو نازل کرد و فرشتگان نیز [بر حقانیت تو] شهادت مى‌دهند و گواهى خداوند [براى تو] کافى است.///(اگر اینان به نبوت تو گواهی نمی‌دهند) لیکن خدا به آنچه بر تو فرستاده گواهی دهد، که آن را به علم خود فرستاده و فرشتگان نیز گواهی دهند، و گواهی خدا کفایت است.///آری خداوند به [صحت‌] آنچه بر تو نازل کرده است، شهادت می‌دهد، آن را به علم خویش نازل کرده است، و فرشتگان نیز شهادت می‌دهند و خداوند گواهی را کافی است‌///ولی خداوند گواهی می‌دهد به آنچه بر تو نازل کرده؛ که از روی علمش نازل کرده است، و فرشتگان (نیز) گواهی می‌دهند؛ هر چند گواهی خدا کافی است.///لیکن خدا گواهی دهد بدانچه فرستاده است به سوی تو فرستاد آن را به علم خود و فرشتگان گواهی دهند و بس است خداوند گواه‌///اما خدا به (حقانیت) آنچه بر تو نازل کرده است گواهی می‌دهد. او آن را به علم (مطلق) خویش نازل کرده و فرشتگان (نیز به آن) گواهی می‌دهند و گواهی خدا کافی است. quran_en_fa Those who reject Faith and keep off (men) from the way of Allah, have verily strayed far, far away from the Path. مسلما کسانی که کافر شدند و [مردم را] از راه خدا بازداشتند، یقینا به گمراهی دور و درازی دچار شده‌اند.///مسلما کسانی که کافر شدند و [مردم را] از راه خدا بازداشتند، یقینا به گمراهی دور و درازی دچار شده‌اند.///هر آینه آنان که کافر شده‌اند و از راه خدا روى گردانیده‌اند سخت به گمراهى افتاده‌اند.///بى‌تردید، کسانى که کافر شدند و [مردم‌] را از راه خدا بازداشتند، به گمراهى دورى افتاده‌اند///بى‌تردید، کسانى که کفر ورزیدند و [مردم را] از راه خدا باز داشتند، به گمراهى دور و درازى افتاده‌اند.///قطعا کسانى که کافر شدند و [مردم را] از راه خدا بازداشتند، به گمراهى ژرفى افتاده‌اند.///آنان که کافر شده (و مردم را) از راه خدا باز داشتند همانا سخت به گمراهی افتاده و از راه نجات دورند.///کسانی که کفرورزیده‌اند و از راه خدا باز داشته‌اند، به راستی به گمراهی دور و درازی دچارند///کسانی که کافر شدند، و (مردم را) از راه خدا بازداشتند، در گمراهی دوری گرفتار شده‌اند.///همانا آنان که کفر ورزیدند و بازداشتند از راه خدا هر آینه گمراه شدند گمراهیی دور///بی‌گمان، کسانی که کفر ورزیدند و (خود و مردم را) از راه خدا بازداشتند، بی‌چون به گمراهی دور و درازی افتادند. quran_en_fa Those who reject Faith and do wrong,- Allah will not forgive them nor guide them to any way- بی تردید کسانی که کافر شدند و [به آیات الهی، به خود و به دیگران] ستم ورزیدند، خدا بر آن نیست که آنان را بیامرزد و به راهی [مستقیم و استوار] هدایت کند.///بی تردید کسانی که کافر شدند و [به آیات الهی، به خود و به دیگران] ستم ورزیدند، خدا بر آن نیست که آنان را بیامرزد و به راهی [مستقیم و استوار] هدایت کند.///کسانى را که کافر شده‌اند و ستم کرده‌اند خداوند نمى‌آمرزد و به هیچ راهى هدایت نمى‌کند.///همانا کسانى که کافر شدند و ستم کردند، خدا هرگز آنها را نخواهد بخشید و به هیچ راهى هدایتشان نخواهد کرد///کسانى که کفر ورزیدند و ستم کردند، خدا بر آن نیست که آنان را بیامرزد و به راهى هدایت کند،///کسانى که کافر شدند و ستم کردند، خداوند هرگز آنها را نمی‌بخشد، و آنان را به هیچ راهى هدایت نمی‌کند.///آنان که کافر و ستمگر شدند هیچ گاه خدا آنان را نخواهد آمرزید و به راهی هدایت نخواهد نمود؛///کسانی که کفر و ظلم‌ورزیده‌اند، خداوند بر آن نیست که آنان را بیامرزد و یا راهی بنماید///کسانی که کافر شدند، و (به خود و دیگران) ستم کردند، هرگز خدا آنها را نخواهد بخشید، و آنان را به هیچ راهی هدایت نخواهد کرد،///همانا آنان که کفر ورزیدند و ستم کردند نیست خدا که بیامرزدشان و نه رهبریشان کند به راهی‌///همواره کسانی که کفر ورزیدند و ستم کردند، خدا بر آن نبوده است که برایشان (گناهانشان را) بپوشد و به راهی (راست) هدایتشان کند: quran_en_fa Except the way of Hell, to dwell therein for ever. And this to Allah is easy. مگر به راه دوزخ که در آن جاودانه‌اند؛ و این کار بر خدا آسان است.///مگر به راه دوزخ که در آن جاودانه‌اند؛ و این کار بر خدا آسان است.///مگر به راه جهنم که همواره در آن باشند. و این کار بر خداى آسان است.///مگر به راه دوزخ که جاودانه در آن خواهند ماند و این بر خدا آسان است///مگر راه جهنم، که همیشه در آن جاودانند؛ و این [کار] براى خدا آسان است.///مگر به راه دوزخ، که براى همیشه در آن ماندگارند. و این [عذاب و کیفر] براى خدا آسان است.///مگر به راه دوزخ، که در آن جاوید خواهند بود و خدا را این کار (انتقام از ستمکاران) آسان است.///مگر راه جهنم، که جاودانه در آن می‌مانند، و این امر بر خداوند آسان است‌///مگر به راه دوزخ! که جاودانه در آن خواهند ماند؛ و این کار برای خدا آسان است!///مگر به راه دوزخ جاودانند در آن همیشه و همانا آن است بر خدا آسان‌///مگر راه جهنم، حال آنکه در آن جاودانند و این (کار) برای خدا آسان بوده است. quran_en_fa O Mankind! The Messenger hath come to you in truth from Allah: believe in him: It is best for you. But if ye reject Faith, to Allah belong all things in the heavens and on earth: And Allah is All-knowing, All-wise. ای مردم! البته پیامبری از سوی پروردگارتان به درستی و راستی به سوی شما آمد؛ پس به او ایمان آورید که به خیر شماست. و اگر کفر ورزید [بدانید که خدا از شما و ایمانتان بی نیاز است] زیرا آنچه در آسمان‌ها و زمین است، در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست، و خدا همواره دانا و حکیم است.///ای مردم! البته پیامبری از سوی پروردگارتان به درستی و راستی به سوی شما آمد؛ پس به او ایمان آورید که به خیر شماست. و اگر کفر ورزید [بدانید که خدا از شما و ایمانتان بی نیاز است] زیرا آنچه در آسمان‌ها و زمین است، در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست، و خدا همواره دانا و حکیم است.///اى مردم، پیامبرى به حق از جانب خدا بر شما مبعوث شد، پس به او ایمان بیاورید که خیر شما در آن است. و اگر هم کافر شوید، از آن خداست هر چه در آسمانها و زمین است. و او دانا و حکیم است.///اى مردم! پیامبر [موعود]، حق را از سوى پروردگارتان براى شما آورده است، پس ایمان بیاورید که براى شما بهتر است. و اگر کافر شوید [بدانید] آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آن خداست، و خدا داناى حکیم است///اى مردم، آن پیامبر [موعود]، حقیقت را از سوى پروردگارتان براى شما آورده است. پس ایمان بیاورید که براى شما بهتر است. و اگر کافر شوید [بدانید که‌] آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست، و خدا داناى حکیم است.///اى مردم! پیامبر [موعود] با آیین حق از سوى پروردگارتان به سوى شما آمده است. پس ایمان بیاورید که براى شما بهتر است، و اگر کفر ورزید، [به خدا زیانى نمى‌رسد که] آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آن خداست و خداوند، دانا و حکیم است.///ای مردم، همانا این پیغمبر به حق (برای هدایت شما) از جانب پروردگارتان آمده، پس ایمان آرید که برای شما بهتر است، و اگر کافر شوید پس (از این کفر به خود زیان رسانیده‌اید و خدا از کفرتان بی‌زیان و از اطاعت شما بی‌نیاز است، زیرا) هر چه در آسمانها و زمین است همه ملک خداست و خدا (به احوال هر مؤمن و کافر) دانا و (در ثواب و عقاب آنان) درستکار است.///ای مردم این پیامبر حق و حقیقت را از جانب پروردگارتان برای شما آورده است، پس ایمان بیاورید که به خیر [و صلاح‌] شماست، و اگر [انکار کنید و] کفرورزید بدانید که آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداوند است، و خداوند دانای فرزانه است‌///ای مردم! پیامبر (ی که انتظارش را می‌کشیدید،) حق را از جانب پروردگارتان آورد؛ به او ایمان بیاورید که برای شما بهتر است! و اگر کافر شوید، (به خدا زیانی نمی‌رسد، زیرا) آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست، و خداوند، دانا و حکیم است.///ای مردم همانا بیامد شما را فرستاده‌ای به حق از پروردگار شما پس ایمان آرید بهتر است برای شما و اگر کفر ورزید همانا برای خدا است آنچه در آسمانها است و زمین و خدا است دانای حکیم‌///هان ای مردمان! (آن) پیامبر (یگانه‌ی موعود)، تمامی حق را از سوی پروردگارتان به‌راستی برایتان آورده است. پس (به او) ایمان بیاورید که برای شما خیر است و اگر کافر شوید (بدانید که) آنچه در آسمان‌ها و زمین است از خداست و خدا بس دانایی حکیم بوده است. quran_en_fa O People of the Book! Commit no excesses in your religion: Nor say of Allah aught but the truth. Christ Jesus the son of Mary was (no more than) a messenger of Allah, and His Word, which He bestowed on Mary, and a spirit proceeding from Him: so believe in Allah and His messengers. Say not "Trinity": desist: it will be better for you: for Allah is one Allah: Glory be to Him: (far exalted is He) above having a son. To Him belong all things in the heavens and on earth. And enough is Allah as a Disposer of affairs. ای اهل کتاب! در دین خود غلو [و افراط] نورزید، [و از چهارچوب آیات نازل شده از سوی خدا و آنچه پیامبران به شما آموخته‌اند، خارج نشوید] و نسبت به خدا جز حق مگویید. جز این نیست که مسیح عیسی بن مریم فرستاده خدا و کلمه اوست که به مریم القا کرد و [این بنده پاک و خالص] روحی از سوی اوست؛ پس به خدا و فرستادگانش ایمان آورید، و مگویید: [خدا] ترکیبی از سه حقیقت [اب، ابن و روح القدس] است. [از این عقیده باطل] خودداری کنید که به خیر شماست. جز این نیست که خدا معبودی یگانه است. منزه و پاک است از اینکه فرزندی برای او باشد. آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست، و خدا از نظر کارسازی [همه امور آفرینش] کافی است.///ای اهل کتاب! در دین خود غلو [و افراط] نورزید، [و از چهارچوب آیات نازل شده از سوی خدا و آنچه پیامبران به شما آموخته‌اند، خارج نشوید] و نسبت به خدا جز حق مگویید. جز این نیست که مسیح عیسی بن مریم فرستاده خدا و کلمه اوست که به مریم القا کرد و [این بنده پاک و خالص] روحی از سوی اوست؛ پس به خدا و فرستادگانش ایمان آورید، و مگویید: [خدا] ترکیبی از سه حقیقت [اب، ابن و روح القدس] است. [از این عقیده باطل] خودداری کنید که به خیر شماست. جز این نیست که خدا معبودی یگانه است. منزه و پاک است از اینکه فرزندی برای او باشد. آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست، و خدا از نظر کارسازی [همه امور آفرینش] کافی است.///اى اهل کتاب، در دین خویش غلو مکنید و درباره خدا جز سخن حق مگویید. هر آینه عیسى پسر مریم پیامبر خدا و کلمه او بود که به مریمش افکند و روحى از او بود. پس به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید و مگویید که سه است. از این اندیشه‌ها بازایستید که خیر شما در آن خواهد بود. جز این نیست که الله خدایى است یکتا. منزه است از اینکه صاحب فرزندى باشد. از آن اوست آنچه در آسمانها و زمین است، و خدا کارسازى را کافى است.///اى اهل کتاب! در دین خود غلو نکنید و در باره‌ى خدا جز حق نگویید. مسیح، عیسى ابن مریم فقط فرستاده‌ى خدا و کلمه او بود که آن را به مریم القا نمود و روحى از طرف او بود. پس به خدا و پیامبران او ایمان بیاورید و نگویید: [خداوند] سه تا است. بس کنید که براى///اى اهل کتاب، در دین خود غلو مکنید، و در باره خدا جز [سخن‌] درست مگویید. مسیح، عیسى بن مریم، فقط پیامبر خدا و کلمه اوست که آن را به سوى مریم افکنده و روحى از جانب اوست. پس به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید و نگویید [خدا] سه‌گانه است. باز ایستید که براى شما بهتر است. خدا فقط معبودى یگانه است. منزه از آن است که براى او فرزندى باشد. آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست، و خداوند بس کارساز است.///اى اهل کتاب! در دین خود غلو [و زیاده‌روى] نکنید و درباره خدا جز حق نگویید. به راستی مسیح، عیسى پسر مریم، فرستاده‌ى خداوند و کلمه‌ى اوست که آن را به [دامان] مریم افکند و روحى است از جانب او. پس به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید، و نگویید: «[خداوند] سه‌گانه است.» [از این حرف] دست بردارید که به نفع شماست. جز این نیست که الله خدایى است یکتا، و از این که فرزندى داشته باشد، منزه است. آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن اوست. و خداوند براى کارسازی [و تدبیر امور جهان] کافى است.///ای اهل کتاب، در دین خود اندازه نگه دارید، و درباره خدا جز به راستی سخن نگویید؛ در حق مسیح عیسی بن مریم جز این نشاید گفت که او رسول خداست و کلمه الهی است که به مریم فرستاده و روحی از عالم الوهیت است؛ پس به خدا و همه فرستادگانش ایمان آورید و به تثلیث قائل نشوید (اب و ابن و روح القدس را خدا نخوانید)، از این گفتار شرک باز ایستید که برای شما بهتر است، جز خدای یکتا خدایی نیست و منزه و برتر از آن است که او را فرزندی باشد، هر چه در آسمان و زمین است همه ملک او است و خدا تنها به نگهبانی (همه موجودات) کافی است.///ای اهل کتاب در دینتان از حد و حق نگذرید و جز حق بر خداوند نگویید، جز این نیست که مسیح عیسی بن مریم پیامبر خدا و کلمه او و روح اوست که آن را به مریم فراداد، پس به خداوند و پیامبرانش ایمان بیاورید، و نگویید که [خدا] سه‌گانه است، از این بازآیید که به خیر [و صلاح‌] شماست، همانا خداوند خدای یگانه است، که منزه و مبرا از داشتن فرزند است، او راست آنچه در آسمانها و در زمین است، و خداوند کارسازی را کافی است‌///ای اهل کتاب! در دین خود، غلو (و زیاده روی) نکنید! و در باره خدا، غیر از حق نگویید! مسیح عیسی بن مریم فقط فرستاده خدا، و کلمه (و مخلوق) اوست، که او را به مریم القا نمود؛ و روحی (شایسته) از طرف او بود. بنابر این، به خدا و پیامبران او، ایمان بیاورید! و نگویید: «(خداوند) سه‌گانه است!» (از این سخن) خودداری کنید که برای شما بهتر است! خدا، تنها معبود یگانه است؛ او منزه است که فرزندی داشته باشد؛ (بلکه) از آن اوست آنچه در آسمانها و در زمین است؛ و برای تدبیر و سرپرستی آنها، خداوند کافی است.///ای اهل کتاب فزون نروید در کیش خود و نگوئید بر خدا مگر حق جز این نیست که مسیح عیسی ابن مریم فرستاده خدا است و سخن او که افکندش به سوی مریم و روحی است از او پس ایمان آرید به خدا و پیمبرانش و نگوئید سه تا بس کنید بهتر است شما را جز این نیست که خداوند خدای یکتا است منزه است او از آنکه وی را فرزندی باشد او را است آنچه در آسمانها است و زمین و بس است خداوند وکیل‌///هان ای اهل کتاب! در دین خود غلو [: زیاده‌روی] مکنید و درباره‌ی خدا جز (سخن) حق مگویید. مسیح، عیسی‌بن‌مریم، تنها پیامبر خدا و کلمه [: نشانه‌ی] اوست (که) آن را سوی مریم افکنده و روحی (بزرگ و آفریده‌ای ممتاز) از جانب اوست. پس به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید و نگویید (خدا اقنوم‌های) سه‌گانه است. (از این کفر) فراسوی خیری برای خودتان باز ایستید. خدا فقط معبودی یگانه، و منزه از آن است که برای او فرزندی باشد. آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از اوست و کارسازی خدا کافی است. quran_en_fa Christ disdaineth nor to serve and worship Allah, nor do the angels, those nearest (to Allah): those who disdain His worship and are arrogant,-He will gather them all together unto Himself to (answer). مسیح از اینکه بنده خدا باشد، هرگز امتناع ندارد، و فرشتگان مقرب هم امتناع ندارند؛ و کسانی که از بندگی او امتناع کنند و تکبر ورزند، به زودی همه آنان را [برای حسابرسی] به سوی خود گردآوری خواهد کرد.///مسیح از اینکه بنده خدا باشد، هرگز امتناع ندارد، و فرشتگان مقرب هم امتناع ندارند؛ و کسانی که از بندگی او امتناع کنند و تکبر ورزند، به زودی همه آنان را [برای حسابرسی] به سوی خود گردآوری خواهد کرد.///مسیح ابایى نداشت که یکى از بندگان خدا باشد و ملائکه مقرب نیز ابایى ندارند. هر که از پرستش خداوند سرباز زند و سرکشى کند، بداند که خدا همه را در نزد خود محشور خواهد ساخت.///هرگز مسیح و فرشتگان مقرب از این ابا ندارند که بنده‌ى خدا باشند و هر که از عبودیت و بندگى خدا روى برتابد و بزرگى فروشد، همه را [در قیامت‌] به حضور خود جمع خواهد کرد///مسیح از اینکه بنده خدا باشد هرگز ابا نمى‌ورزد، و فرشتگان مقرب [نیز ابا ندارند]؛ و هر کس از پرستش او امتناع ورزد و بزرگى فروشد، به زودى همه آنان را به سوى خود گرد مى‌آورد.///هرگز مسیح از این که بنده‌ی خدا باشد، سر باز نمى‌زند و فرشتگان مقرب نیز [سرپیچى ندارند]. و هر کس از بندگى خداوند سرپیچى کند و تکبر ورزد، پس [بداند که] خداوند به زودى همه آنها را نزد خود جمع خواهد کرد.///هرگز مسیح از بنده خدا بودن ابا و استنکاف ندارد و فرشتگان مقرب نیز (به بندگی او معترفند). و هر کس از بندگی خدا سر پیچد و دعوی برتری کند، زود باشد که خدا همه را به سوی خود محشور سازد.///مسیح و فرشتگان مقرب هرگز ابا ندارند از اینکه بنده خدا باشند، و هرکس از پرستش او ابا داشته باشد و کبر بورزد به زودی همگی آنان را [برای حسابرسی‌] نزد خویش گرد می‌آورد///هرگز مسیح از این ابا نداشت که بنده خدا باشد؛ و نه فرشتگان مقرب او (از این ابا دارند). و آنها که از عبودیت و بندگی او، روی برتابند و تکبر کنند، بزودی همه آنها را (در قیامت) نزد خود جمع خواهد کرد.///هرگز سرنپیچد مسیح از آنکه بنده‌ای از برای خدا باشد و نه فرشتگان مقرب و آن کس که سرپیچد از پرستش او و گردن فرازد بزودی گردآورد آنان را بسوی خود همگی‌///مسیح از اینکه بنده‌ی خدا باشد هرگز خودداری نمی‌کند و نه فرشتگان مقرب (نیز). و هر کس از پرستش او خودداری و تکبر کند (بداند که) زودا (که) خدا همه‌ی آنان را سوی خود گرد می‌آورد. quran_en_fa But to those who believe and do deeds of righteousness, He will give their (due) rewards,- and more, out of His bounty: But those who are disdainful and arrogant, He will punish with a grievous penalty; Nor will they find, besides Allah, any to protect or help them. اما کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، پاداششان را به طور کامل می‌دهد، و از فضل و احسانش بر آنان می‌افزاید؛ و اما کسانی که [از ایمان و عمل شایسته] امتناع کردند و تکبر ورزیدند، به عذاب دردناکی عذاب می‌کند؛ و برای خود جز خدا سرپرست و یاوری نخواهند یافت.///اما کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، پاداششان را به طور کامل می‌دهد، و از فضل و احسانش بر آنان می‌افزاید؛ و اما کسانی که [از ایمان و عمل شایسته] امتناع کردند و تکبر ورزیدند، به عذاب دردناکی عذاب می‌کند؛ و برای خود جز خدا سرپرست و یاوری نخواهند یافت.///اما آنان که ایمان آورده‌اند و کارهاى نیک کرده‌اند اجرشان را به تمامى خواهد داد، و از فضل خویش بر آن خواهد افزود. اما کسانى را که ابا و سرکشى کرده‌اند به عذابى دردآور معذب خواهد داشت و براى خود جز خدا هیچ دوست و یاورى نخواهند یافت.///اما آنها که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، پاداششان را به تمامى خواهد داد و از کرم خویش براى آنان خواهد افزود، و اما آنها را که ابا کردند و گردنکشى نمودند، مجازات دردناکى خواهد کرد و براى خود غیر از خدا سرپرست و یاورى نخواهند یافت///اما کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، پاداششان را به تمام [و کمال‌] خواهد داد، و از فضل خود به ایشان افزونتر مى‌بخشد. و اما کسانى که امتناع ورزیده و بزرگى فروخته‌اند، آنان را به عذابى دردناک دچار مى‌سازد و در برابر خدا براى خود یار و یاورى نخواهند یافت.///پس کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته انجام دادند، خداوند پاداش آنان را کامل مى‌دهد و از فضل خویش بر [پاداش] آنها می‌افزاید. و اما آنان که سرپیچى کردند و تکبر ورزیدند، خداوند آنان را به عذابى دردناک کیفر مى‌دهد و در برابر [قهر] خدا براى خود دوست و یاورى نخواهند یافت.///پس آنان را که ایمان آورده و نیکوکار شده اجر و ثواب تمام و کامل می‌دهد و به فضل خود بر آن می‌افزاید، و آنان را که سرپیچی و سرکشی کرده به عذابی دردناک معذب خواهد فرمود و آنان (بر نجات خود) جز خدا هیچ کس را دوست و یاور نخواهند یافت.///اما کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، پاداشهایشان را به تمامی می‌دهد و از فضل خویش نیز به ایشان افزونتر می‌بخشد، و اما کسانی که استنکاف و استکبار ورزیده‌اند، به عذابی دردناک دچارشان می‌سازد و در برابر خداوند برای خود یار و یاوری نمی‌یابند///اما آنها که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، پاداششان را بطور کامل خواهد داد؛ و از فضل و بخشش خود، بر آنها خواهد افزود. و آنها را که ابا کردند و تکبر ورزیدند، مجازات دردناکی خواهد کرد؛ و برای خود، غیر از خدا، سرپرست و یاوری نخواهند یافت.///پس آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند بپردازد بدیشان همه مزد ایشان را و بیفزایدشان از فضل خویش و آنان که استنکاف ورزیدند و سرکشی کردند عذاب کند ایشان را عذابی دردناک و نیابند برای خویش جز خدا دوست و نه یاوری‌///پس اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته (ی ایمان) کرده‌اند، پاداش‌هاشان را به تمام (و کمال) خواهد داد و از فزون‌بخشی خود به ایشان افزون می‌بخشد. و اما کسانی که امتناع ورزیده و تکبر کردند، پس آنان را به عذابی دردناک دچار می‌سازد و بجز خدا برای خود (نه‌) سرپرست و نه یاوری نخواهند یافت. quran_en_fa O mankind! verily there hath come to you a convincing proof from your Lord: For We have sent unto you a light (that is) manifest. ای مردم! یقینا از سوی پروردگارتان برای شما برهان [و دلیلی چون پیامبر و معجزاتش] آمد؛ و نور روشنگری [مانند قرآن] به سوی شما نازل کردیم.///ای مردم! یقینا از سوی پروردگارتان برای شما برهان [و دلیلی چون پیامبر و معجزاتش] آمد؛ و نور روشنگری [مانند قرآن] به سوی شما نازل کردیم.///اى مردم، از جانب پروردگارتان بر شما حجتى آمد و براى شما نورى آشکار نازل کرده‌ایم.///اى مردم! شما را از پروردگارتان برهانى آمده، و نورى روشنگر به سوى شما نازل کرده‌ایم///اى مردم، در حقیقت براى شما از جانب پروردگارتان برهانى آمده است، و ما به سوى شما نورى تابناک فرو فرستاده‌ایم.///اى مردم! دلیل روشنى از سوى پروردگارتان براى شما آمده است. و نورى روشنگر [همچون قرآن] را به سوى شما فرود آوردیم.///ای مردم، برای هدایت شما از جانب خدا برهانی (محکم) آمد، و نوری تابان به شما فرستادیم.///ای مردم به راستی برهانی از سوی پروردگارتان برای شما نازل شده است و برای شما نوری آشکار فرو فرستاده‌ایم‌///ای مردم! دلیل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد؛ و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم.///ای مردم همانا بیامد شما را برهانی از پروردگار شما و فرستادیم به سوی شما پرتوی آشکار///هان ای مردمان! شما را از جانب پروردگارتان برهانی (بس درخشان) آمده و فراسوی شما نوری روشنگر فرو فرستادیم. quran_en_fa Then those who believe in Allah, and hold fast to Him,- soon will He admit them to mercy and grace from Himself, and guide them to Himself by a straight way. اما کسانی که به خدا ایمان آوردند و به او تمسک جستند، به زودی آنان را در رحمت و فضلی از سوی خود درآورد، و به راهی راست به سوی خود راهنمایی می‌کند.///اما کسانی که به خدا ایمان آوردند و به او تمسک جستند، به زودی آنان را در رحمت و فضلی از سوی خود درآورد، و به راهی راست به سوی خود راهنمایی می‌کند.///اما آنان را که به خدا ایمان آورده‌اند و به او توسل جسته‌اند به آستان فضل و رحمت خویش درآورد و به راهى راست هدایت کند.///اما آنها که به خدا ایمان آوردند و به او تمسک جستند، همه را در جوار رحمت و فضل خود در خواهد آورد و آنان را به سوى خودش به راهى راست هدایت خواهد نمود///و اما کسانى که به خدا گرویدند و به او تمسک جستند، به زودى [خدا] آنان را در جوار رحمت و فضلى از جانب خویش درآورد، و ایشان را به سوى خود، به راهى راست هدایت کند.///پس به زودى کسانى را که به خداوند ایمان آوردند و به آن [کتاب آسمانى] چنگ زدند، در رحمت و فضل خویش وارد مى‌کند و آنان را به سوى خود در راه راست هدایت مى‌‌فرماید.///پس آنان که به خدا گرویدند و به او متوسل شدند به زودی آنها را به جایگاه رحمت و فضل خود درآورده و به راهی راست به سوی خود رهبری نماید.///آنگاه کسانی که به خداوند ایمان آورده‌اند و به او پناه برده‌اند، ایشان را به زودی به جوار فضل و رحمت خویش درمی‌آورد و به راهی راست به سوی خویش رهنمون می‌گردد///اما آنها که به خدا ایمان آوردند و به (آن کتاب آسمانی) چنگ زدند، بزودی همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت؛ و در راه راستی، به سوی خودش هدایت می‌کند.///پس آنان که ایمان آوردند به خدا و چنگ زدند بدو بزودی درآوردشان به رحمتی و فضلی از خویش و رهبریشان کند به سوی خود به راهی راست‌///پس اما کسانی که به خدا گرویدند و به (یاری) او با کوشش و کاوش، نگهبانی (برای خود و دیگران) یافتند، به زودی خدا آنان را در جوار رحمت و فضلی از جانب خویش در آورد و ایشان را سوی خود، به راهی راست هدایت کند. quran_en_fa They ask thee for a legal decision. Say: Allah directs (thus) about those who leave no descendants or ascendants as heirs. If it is a man that dies, leaving a sister but no child, she shall have half the inheritance: If (such a deceased was) a woman, who left no child, Her brother takes her inheritance: If there are two sisters, they shall have two-thirds of the inheritance (between them): if there are brothers and sisters, (they share), the male having twice the share of the female. Thus doth Allah make clear to you (His law), lest ye err. And Allah hath knowledge of all things. از تو درباره کلاله [یعنی میراث برادران و خواهران] فتوا می‌خواهند، بگو: خدا درباره کلاله به شما فتوا می‌دهد: اگر مردی که فرزند ندارد، از دنیا برود وبرای او خواهری باشد، نصف میراثی را که از او به جا مانده خواهر به ارث می‌برد، و اگر خواهری از دنیا برود و وارثش فقط یک برادر باشد، همه میراث به جا مانده خواهر را برادرش به ارث می‌برد، و اگر خواهران میت دو نفر باشند، دو سوم میراث به جا مانده را ارث می‌برند، و اگر خواهران و برادران متعدد باشند، سهم ارث برای مرد مانند دو زن است. خدا [احکامش را] برای شما بیان می‌کند تا گمراه نشوید؛ و خدا به همه چیز داناست.///از تو درباره کلاله [یعنی میراث برادران و خواهران] فتوا می‌خواهند، بگو: خدا درباره کلاله به شما فتوا می‌دهد: اگر مردی که فرزند ندارد، از دنیا برود وبرای او خواهری باشد، نصف میراثی را که از او به جا مانده خواهر به ارث می‌برد، و اگر خواهری از دنیا برود و وارثش فقط یک برادر باشد، همه میراث به جا مانده خواهر را برادرش به ارث می‌برد، و اگر خواهران میت دو نفر باشند، دو سوم میراث به جا مانده را ارث می‌برند، و اگر خواهران و برادران متعدد باشند، سهم ارث برای مرد مانند دو زن است. خدا [احکامش را] برای شما بیان می‌کند تا گمراه نشوید؛ و خدا به همه چیز داناست.///از تو فتوى مى‌خواهند، بگوى که خدا درباره کلاله برایتان فتوى مى‌دهد: هرگاه مردى که فرزندى نداشته باشد بمیرد و او را خواهرى باشد، به آن خواهر نصف میراث او مى‌رسد. اگر خواهر را نیز فرزندى نباشد، برادر از او ارث مى‌برد. اگر آن خواهران دو تن بودند، دو ثلث دارایى را به ارث مى‌برند. و اگر چند برادر و خواهر بودند، هر مرد برابر دو زن مى‌برد. خدا براى شما بیان مى‌کند تا گمراه نشوید، و او از هر چیزى آگاه است.///از تو فتوا مى‌خواهند، بگو: خدا در باره‌ى کلاله [ارث خواهر و برادر] به شما پاسخ مى‌دهد: اگر مردى بمیرد و فرزندى نداشته باشد و خواهرى دارد، نصف آنچه وانهاده از آن اوست، و او نیز از خواهر خویش اگر فرزندى نداشته باشد ارث مى‌برد. پس اگر [ورثه‌] دو خواهر///از تو [در باره کلاله‌] فتوا مى‌طلبند؛ بگو: «خدا در باره کلاله فتوا مى‌دهد: اگر مردى بمیرد و فرزندى نداشته باشد، و خواهرى داشته باشد، نصف میراث از آن اوست. و آن [مرد نیز] از او ارث مى‌برد، اگر براى او [=خواهر] فرزندى نباشد. پس اگر [ورثه فقط] دو خواهر باشند، دو سوم میراث براى آن دو است، و اگر [چند] خواهر و برادرند، پس نصیب مرد، مانند نصیب دو زن است. خدا براى شما توضیح مى‌دهد تا مبادا گمراه شوید، و خداوند به هر چیزى داناست.///[اى پیامبر!] از تو فتوا مى‌خواهند، بگو: «خدا درباره [ارث] کلاله به شما چنین فتوا مى‌دهد: اگر مردى بمیرد و فرزندى نداشته باشد، و او را یک خواهر باشد، نصف آنچه بجا گذاشته از آن او است و [این برادر] نیز همه اموال خواهر را ارث مى‌برد، اگر او فرزندى نداشته باشد، و اگر دو خواهر باشند، دو سوم میراث را ارث مى‌برند و اگر چند برادر و خواهر باشند، سهم هر مرد برابر سهم دو زن است. خداوند احکام را براى شما بیان مى‌کند تا گمراه نشوید و خداوند به هر چیز داناست.»///(ای پیغمبر) از تو درباره کلاله (یعنی برادر و خواهر پدری یا پدری و مادری) فتوا خواهند، بگو: خدا چنین فتوا می‌دهد که هر گاه کسی بمیرد در حالی که فرزند نداشته باشد و او را خواهری باشد، وی را نصف ترکه است و او نیز از خواهر ارث برد اگر خواهر را فرزند نباشد. و اگر میت را دو خواهر باشد آنها را دو ثلث ترکه است. و اگر میت را چندین برادر و خواهر است در این صورت ذکور دو برابر اناث ارث برند. خدا (احکام خود را) برای شما بیان می‌کند تا گمراه نشوید، و خدا به همه چیز دانا است.///از تو نظر خواهی می‌کنند بگو خداوند درباره کلاله به شما چنین فتوا می‌دهد که اگر مردی درگذرد و فرزندی نداشته باشد و خواهری داشته باشد، نصف ترکه از آن او [خواهر] است، [و اگر زنی درگذرد و برادری داشته باشد] در صورتی که فرزند نداشته باشد، آن مرد [همه ترکه را] از او ارث می‌برد، و اگر خواهران دو تن [یا بیشتر] باشند، دو سوم ترکه از آنان است، و اگر گروهی برادر و خواهر باشند، در این صورت برای هر مرد بهره‌ای برابر با بهره دو زن است، خداوند [احکامش را] برایتان روشن می‌سازد تا مبادا گمراه شوید، و خدا به هر چیزی داناست‌///از تو (در باره ارث خواهران و برادران) سؤال می‌کنند، بگو: «خداوند، حکم کلاله (خواهر و برادر) را برای شما بیان می‌کند: اگر مردی از دنیا برود، که فرزند نداشته باشد، و برای او خواهری باشد، نصف اموالی را که به جا گذاشته، از او (ارث) می‌برد؛ و (اگر خواهری از دنیا برود، وارث او یک برادر باشد،) او تمام مال را از آن خواهر به ارث می‌برد، در صورتی که (میت) فرزند نداشته باشد؛ و اگر دو خواهر (از او) باقی باشند دو سوم اموال را می‌برند؛ و اگر برادران و خواهران با هم باشند، (تمام اموال را میان خود تقسیم می‌کنند؛ و) برای هر مذکر، دو برابر سهم مؤنث است. خداوند (احکام خود را) برای شما بیان می‌کند تا گمراه نشوید؛ و خداوند به همه چیز داناست.»///فتوی از تو خواهند بگو خدا فتوی دهد شما را در کلاله (خواهران و برادران) اگر مردی بمیرد و نباشدش فرزندی و او را خواهری باشد پس برای آن خواهر است نصف آنچه بجای گذارده است و او ارث می‌برد اگر نباشدش فرزندی و اگر دو خواهر باشند پس ایشان را است دو ثلث آنچه به جای گذارده است اگر باشند برادرانی مردان و زنان پس برای مرد است مانند بهره دو زن بیان می‌کند خدا برای شما نبادا گمراه شوید و خدا است به همه چیز دانا///از تو فتوا می‌طلبند. بگو: «خدا درباره‌ی کلاله [: برادران و خواهران ابوینی] فتوا می‌دهد (که): اگر مردی بمیرد و فرزندی ندارد و خواهری دارد، پس نصف آنچه واگذاشته از آن اوست و آن (مرد نیز) از خواهرش تمامی ارث را می‌برد، (البته) اگر برای او [: خواهر] فرزندی نباشد. پس اگر (ورثه فقط) دو خواهر (یا بیشتر) باشند، دو سوم میراث برای آنهاست. اگر چند خواهر و برادرند، نصیب مذکر، مانند نصیب دو مؤنث است. خدا برای شما (حقیت را) بیان می‌کند که گمراه نشوید و خدا به هر چیزی داناست.» quran_en_fa O ye who believe! fulfil (all) obligations. Lawful unto you (for food) are all four-footed animals, with the exceptions named: But animals of the chase are forbidden while ye are in the sacred precincts or in pilgrim garb: for Allah doth command according to His will and plan. ای اهل ایمان! به همه قراردادها [ی فردی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، نذر، عهد و سوگند] وفا کنید. [گوشت] چهارپایان جز آنچه [در آیات بعد، حرمتش] بر شما خوانده می‌شود برایتان حلال است، [و توجه داشته باشید که] نباید شکار را در حالی که محرم [به احرام حج و عمره] هستید، حلال بشمارید؛ یقینا خدا آنچه را بخواهد [بر پایه علم و حکمتش و بر اساس رعایت مصلحت شما] حکم می‌کند.///ای اهل ایمان! به همه قراردادها [ی فردی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، نذر، عهد و سوگند] وفا کنید. [گوشت] چهارپایان جز آنچه [در آیات بعد، حرمتش] بر شما خوانده می‌شود برایتان حلال است، [و توجه داشته باشید که] نباید شکار را در حالی که محرم [به احرام حج و عمره] هستید، حلال بشمارید؛ یقینا خدا آنچه را بخواهد [بر پایه علم و حکمتش و بر اساس رعایت مصلحت شما] حکم می‌کند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، به پیمانها وفا کنید. حیوانات چهارپا مگر آنهایى که از این پس برایتان گفته مى‌شود، بر شما حلال شده‌اند و آنچه را که در حال احرام صید مى‌کنید حلال مشمارید. خدا به هر چه مى‌خواهد حکم مى‌کند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! به قراردادهاى [خود] وفا کنید. گوشت چهارپایان براى شما حلال شده است، مگر آنچه [حکمش‌] بر شما خوانده مى‌شود، در حالى که نباید شکار را در حال احرام جایز شمارید. خدا هر چه بخواهد [و مصلحت بداند] حکم مى‌کند///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، به قراردادها [ى خود] وفا کنید. براى شما [گوشت‌] چارپایان حلال گردیده، جز آنچه [حکمش‌] بر شما خوانده مى‌شود، در حالى که نباید شکار را در حال احرام، حلال بشمرید. خدا هر چه بخواهد فرمان مى‌دهد.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! به پیمان‌ها و قراردادها وفا کنید. چهارپایان براى شما حلال شده است، مگر آنچه بر شما خوانده خواهد شد. و صید را به هنگام احرام حلال نشمرید. خداوند به هرچه اراده کند حکم می‌کند.///ای اهل ایمان، (هر عهد که با خدا و خلق بستید) به عهد و پیمان خود وفا کنید (و بدانید) بهائم بسته زبان برای شما حلال گردید جز آنچه (بعدا) برایتان تلاوت خواهد شد و جز آن صیدی که بر شما در حال احرام حلال نیست. همانا خدا به هر چه خواهد حکم کند.///ای مؤمنان به پیمانها [ی خود] وفا کنید، [گوشت‌] چارپایان بر شما حلال است مگر آنچه حکمش بر شما خوانده شود، و [به شرط آنکه‌] در حال احرام، حلال دارنده صید نباشید، خداوند هر حکمی که بخواهد مقرر می‌دارد///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! به پیمانها (و قراردادها) وفا کنید! چهارپایان (و جنین آنها) برای شما حلال شده است؛ مگر آنچه بر شما خوانده می‌شود (و استثنا خواهد شد). و به هنگام احرام، صید را حلال نشمرید! خداوند هر چه بخواهد (و مصلحت باشد) حکم می‌کند.///ای آنان که ایمان آوردید وفا کنید به پیمانها حلال شده است برای شما دامهای چهارپا مگر آنچه سروده شود بر شما حلال ناشمرندگان شکار حالی که هستید در احرام همانا خدا حکم می‌کند بدانچه می‌خواهد///هان ای کسانی که ایمان آوردید! به تمام قراردادها (ی خود و دیگران) وفا کنید. برای شما تمامی حیوانات زبان‌بسته‌ی نعمت‌وار حلال گردیده، جز آنچه (حکمش) بر شما خوانده می‌شود؛ حال آنکه شکار را در حال احرام یا حرم حلال نشمرید. خدا هر چه را بخواهد حکم می‌دهد. quran_en_fa O ye who believe! Violate not the sanctity of the symbols of Allah, nor of the sacred month, nor of the animals brought for sacrifice, nor the garlands that mark out such animals, nor the people resorting to the sacred house, seeking of the bounty and good pleasure of their Lord. But when ye are clear of the sacred precincts and of pilgrim garb, ye may hunt and let not the hatred of some people in (once) shutting you out of the Sacred Mosque lead you to transgression (and hostility on your part). Help ye one another in righteousness and piety, but help ye not one another in sin and rancour: fear Allah: for Allah is strict in punishment. ای اهل ایمان! [هتک حرمت] شعایر خدا [مانند مناسک حج] و ماه‌های حرام [رجب، ذوالقعده، ذوالحجه ومحرم] و قربانی بی نشان، و قربانی نشان دار و قاصدان [و راهیان به سوی] بیت الحرام را که فضل و خشنودی پروردگارشان را می‌طلبند، حلال مشمارید. و چون از احرام بیرون آمدید [اگر مایل باشید، می‌توانید] شکار کنید. و کینه توزی و دشمنی گروهی که شما را از [ورود به] مسجد الحرام بازداشتند وادارتان نکند که [به آنان] تعدی و تجاوز کنید. و یکدیگر را بر انجام کارهای خیر و پرهیزکاری یاری نمایید، و یکدیگر را بر گناه و تجاوز یاری ندهید؛ و از خدا پروا کنید که خدا سخت کیفر است.///ای اهل ایمان! [هتک حرمت] شعایر خدا [مانند مناسک حج] و ماه‌های حرام [رجب، ذوالقعده، ذوالحجه ومحرم] و قربانی بی نشان، و قربانی نشان دار و قاصدان [و راهیان به سوی] بیت الحرام را که فضل و خشنودی پروردگارشان را می‌طلبند، حلال مشمارید. و چون از احرام بیرون آمدید [اگر مایل باشید، می‌توانید] شکار کنید. و کینه توزی و دشمنی گروهی که شما را از [ورود به] مسجد الحرام بازداشتند وادارتان نکند که [به آنان] تعدی و تجاوز کنید. و یکدیگر را بر انجام کارهای خیر و پرهیزکاری یاری نمایید، و یکدیگر را بر گناه و تجاوز یاری ندهید؛ و از خدا پروا کنید که خدا سخت کیفر است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، شعایر خدا و ماه حرام و قربانى را چه بدون قلاده و چه با قلاده حرمت مشکنید و آزار آنان را که به طلب روزى و خشنودى پروردگارشان آهنگ بیت‌الحرام کرده‌اند، روا مدارید. و چون از احرام به در آمدید صید کنید و دشمنى با قومى که شما را از مسجدالحرام بازداشتند وادارتان نسازد که از حد خویش تجاوز کنید، و در نیکوکارى و پرهیز همکارى کنید نه در گناه و تجاوز. و از خداى بترسید که او به سختى عقوبت مى‌کند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! حرمت شعائر الهى، و ماه حرام و قربانى‌هاى بى‌نشان و نشاندار، و زائران بیت الحرام را که از پروردگارشان جویاى وسعت معاش و خشنودى او هستند، نشکنید. و چون از احرام بیرون آمدید [مى‌توانید] شکار کنید، و البته نباید دشمنى جماعتى ک///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، حرمت شعایر خدا، و ماه حرام، و قربانى بى‌نشان، و قربانیهاى گردن‌بنددار، و راهیان بیت الحرام را که فضل و خشنودى پروردگار خود را مى‌طلبند، نگه دارید. و چون از احرام بیرون آمدید [مى‌توانید] شکار کنید، و البته نباید کینه‌توزى گروهى که شما را از مسجد الحرام باز داشتند، شما را به تعدى وادارد. و در نیکوکارى و پرهیزگارى با یکدیگر همکارى کنید، و در گناه و تعدى دستیار هم نشوید، و از خدا پروا کنید که خدا سخت‌کیفر است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! شعائر الهى [را محترم بشمارید و مخالفت با آنها] را حلال ندانید: حرمت ماه حرام، قربانی‌هاى بی‌نشان، قربانى‌هاى نشاندار که بر گردنشان بند نهاده‌اند، و نیز حرمت آنها که به قصد خانه خدا براى به دست آوردن فضل پروردگار و خشنودى او مى‌آیند، حرمت همه را نگاه دارید. اما هنگامى که از احرام بیرون آمدید، صید کردن براى شما مانعى ندارد. و نباید کینه گروهی که مانع آمدن شما به مسجدالحرام [در سال حدیبیه] شدند، شما را وادار به تعدى و تجاوز کند. و یکدیگر را در کار نیک و پرهیزکارى یارى کنید و در راه گناه و تجاوز همدستى ننمایید. و از [مخالفت] خدا بپرهیزید که مجازاتش شدید است.///ای اهل ایمان، حرمت شعائر خدا (مناسک حج) و ماه حرام را نگه دارید و متعرض هدی و قلائد (قربانیان حاجیان چه علامت‌دار و چه بدون علامت) نشوید و تعرض زائران خانه محترم کعبه را که در طلب فضل خدا و خشنودی او آمده‌اند حلال نشمارید، و چون از احرام بیرون شدید (می‌توانید) صید کنید. و عداوت گروهی که از مسجد الحرام منعتان کردند شما را بر ظلم و بی‌عدالتی وادار نکند، و باید با یکدیگر در نیکوکاری و تقوا کمک کنید نه بر گناه و ستمکاری. و از خدا بترسید که عقاب خدا سخت است.///ای مؤمنان حرمت شعائر الهی و ماههای حرام و قربانیهای نشاندار و قربانیهای قلاده‌دار و زائران بیت‌الحرام را که از پروردگارشان جویای گشایش معاش و خشنودی او هستند، نگه دارید، و چون از حال احرام بیرون آمدید می‌توانید به شکار بپردازید، و دشمنی با مردمی که شما را از مسجدالحرام باز می‌دارند، بر آنتان ندارد که تجاوز کاری کنید، و در نیکی و پارسایی همدستی کنید نه در گناه و ستمکاری، و از خدا پروا کنید که خداوند سخت کیفر است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! شعائر و حدود الهی (و مراسم حج را محترم بشمرید! و مخالفت با آنها) را حلال ندانید! و نه ماه حرام را، و نه قربانیهای بی‌نشان و نشاندار را، و نه آنها را که به قصد خانه خدا برای به دست آوردن فضل پروردگار و خشنودی او می‌آیند! اما هنگامی که از احرام بیرون آمدید، صیدکردن برای شما مانعی ندارد. و خصومت با جمعیتی که شما را از آمدن به مسجد الحرام (در سال حدیبیه) بازداشتند، نباید شما را وادار به تعدی و تجاوز کند! و (همواره) در راه نیکی و پرهیزگاری با هم تعاون کنید! و (هرگز) در راه گناه و تعدی همکاری ننمایید! و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید که مجازات خدا شدید است!///ای آنان که ایمان آوردید روا ندارید شعارهای خدا و نه ماه حرام را و نه قربانی و نه اشتران قلاده‌دار و نه پویندگان خانه حرام را که می‌جویند فضلی از پروردگار خود و خوشنودیی و هنگامی که برون شدید از احرام پس شکار کنید و واندارد شما را کینه گروهی که بازداشتند شما را از مسجد حرام بر آنکه ستم کنید و کمک کنید همدیگر را بر نکوکاری و پرهیزکاری و کمک نکنید بر گناه و ستم و بترسید خدا را همانا خدا است سخت‌شکنجه‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! حرمت شعائر خدا و ماه حرام و قربانی (بی‌نشان) و قربانی‌های نشانه‌دار و راهیان بیت‌الحرام را - در حالی که فضل و خشنودی پروردگار خود را می‌طلبند - نگه دارید. و چون از احرام و یا حرم بیرون آمدید (می‌توانید) شکار کنید. و هرگز مبادا کینه‌توزی گروهی که شما را از مسجدالحرام بازداشتند، به تجاوزتان وادارد. و در نیکوکاری و پرهیزگاری با یکدیگر همکاری کنید و در گناه -تأخیراندازنده از خیر- و در دشمنی، همکاری نکنید. و از (خشم) خدا پروا نمایید که خدا همواره سخت‌کیفر است. quran_en_fa Forbidden to you (for food) are: dead meat, blood, the flesh of swine, and that on which hath been invoked the name of other than Allah; that which hath been killed by strangling, or by a violent blow, or by a headlong fall, or by being gored to death; that which hath been (partly) eaten by a wild animal; unless ye are able to slaughter it (in due form); that which is sacrificed on stone (altars); (forbidden) also is the division (of meat) by raffling with arrows: that is impiety. This day have those who reject faith given up all hope of your religion: yet fear them not but fear Me. This day have I perfected your religion for you, completed My favour upon you, and have chosen for you Islam as your religion. But if any is forced by hunger, with no inclination to transgression, Allah is indeed Oft-forgiving, Most Merciful. [خوردن مواد ناپاک که تناسبی با جسم و روح شما ندارند] بر شما حرام شده است [مانند] گوشت مردار و خون و گوشت خوک و آنچه به نام غیر خدا کشته‌اند و حیوان خفه شده و آنچه به ضرب چوب و سنگ مرده و آنچه به سبب پرت شدن از بلندی جان داده و حیوانی که به ضرب شاخ حیوان دیگر از بین رفته و حیوانی که درنده‌ای آن را کشته و از آن خورده، مگر آنچه را که در آستانه مرگ، قابل تذکیه بوده و شما به دستور شرع تذکیه کرده‌اید، و نیز آنچه برای بت‌ها قربانی شده، و آنچه به وسیله تیرهای قمار سهم بندی می‌کنید بر شما حرام گشته است. [همه] این [امور] فسق و نافرمانی [از احکام خدا] ست. امروز کفرپیشگان از [شکست] دین شما ناامید شده‌اند؛ بنابراین از آنان مترسید و از من بترسید. امروز [با نصب علی بن ابی طالب به ولایت، امامت، حکومت و فرمانروایی بر امت] دینتان را برای شما کامل، و نعمتم را بر شما تمام کردم، و اسلام را برایتان به عنوان دین پسندیدم. پس هر که در حال گرسنگی شدید بی آنکه مایل به گناه باشد [به خوردن محرمات بیان شده] ناچار شود، [می تواند به اندازه ضرورت از آنها بهره گیرد]؛ یقینا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///[خوردن مواد ناپاک که تناسبی با جسم و روح شما ندارند] بر شما حرام شده است [مانند] گوشت مردار و خون و گوشت خوک و آنچه به نام غیر خدا کشته‌اند و حیوان خفه شده و آنچه به ضرب چوب و سنگ مرده و آنچه به سبب پرت شدن از بلندی جان داده و حیوانی که به ضرب شاخ حیوان دیگر از بین رفته و حیوانی که درنده‌ای آن را کشته و از آن خورده، مگر آنچه را که در آستانه مرگ، قابل تذکیه بوده و شما به دستور شرع تذکیه کرده‌اید، و نیز آنچه برای بت‌ها قربانی شده، و آنچه به وسیله تیرهای قمار سهم بندی می‌کنید بر شما حرام گشته است. [همه] این [امور] فسق و نافرمانی [از احکام خدا] ست. امروز کفرپیشگان از [شکست] دین شما ناامید شده‌اند؛ بنابراین از آنان مترسید و از من بترسید. امروز [با نصب علی بن ابی طالب به ولایت، امامت، حکومت و فرمانروایی بر امت] دینتان را برای شما کامل، و نعمتم را بر شما تمام کردم، و اسلام را برایتان به عنوان دین پسندیدم. پس هر که در حال گرسنگی شدید بی آنکه مایل به گناه باشد [به خوردن محرمات بیان شده] ناچار شود، [می تواند به اندازه ضرورت از آنها بهره گیرد]؛ یقینا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///حرام شد بر شما مردار و خون و گوشت خوک و هر حیوانى که به هنگام کشتنش نام دیگرى جز الله را بر او بگویند، و آنچه خفه شده باشد یا به سنگ زده باشند یا از بالا درافتاده باشد یا به شاخ حیوانى دیگر بمیرد یا درندگان از آن خورده باشند، مگر آنکه ذبحش کنید. و نیز هر چه بر آستان بتان ذبح شود و آنچه به وسیله تیرهاى قمار قسمت کنید که این کار خود نافرمانى است. امروز کافران از بازگشت شما از دین خویش نومید شده‌اند. از آنان مترسید از من بترسید. امروز دین شما را به کمال رسانیدم و نعمت خود بر شما تمام کردم و اسلام را دین شما برگزیدم. پس هر که در گرسنگى بى‌چاره ماند بى آنکه قصد گناه داشته باشد، بداند که خدا آمرزنده و مهربان است.///گوشت مردار، خون، گوشت خوک، آنچه به غیر نام خدا ذبح شده، حیوان خفه شده، حیوان به کتک مرده، آنچه در اثر سقوط از بلندى مرده و آنچه با شاخ حیوان دیگرى مرده، نیم خورده‌ى درنده مگر آنچه را که به موقع سر بریدید، آنچه براى بت‌ها ذبح شده و نیز تعیین قسمت سهم گ///بر شما حرام شده است: مردار، و خون، و گوشت خوک، و آنچه به نام غیر خدا کشته شده باشد، و [حیوان حلال گوشت‌] خفه شده، و به چوب مرده، و از بلندى افتاده، و به ضرب شاخ مرده، و آنچه درنده از آن خورده باشد -مگر آنچه را [که زنده دریافته و خود] سر ببرید- و [همچنین‌] آنچه براى بتان سربریده شده، و [نیز] قسمت کردن شما [چیزى را] به وسیله تیرهاى قرعه؛ این [کارها همه‌] نافرمانى [خدا] ست. امروز کسانى که کافر شده‌اند، از [کارشکنى در] دین شما نومید گردیده‌اند. پس، از ایشان مترسید و از من بترسید. امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم، و اسلام را براى شما [به عنوان‌] آیینى برگزیدم. و هر کس دچار گرسنگى شود، بى‌آنکه به گناه متمایل باشد [اگر از آنچه منع شده است بخورد]، بى تردید، خدا آمرزنده مهربان است.///[گوشت] مردار و خون و گوشت خوک و حیوانى که هنگام ذبح نام غیر خدا بر آن برده شود و حیوان خفه شده و به زجر کشته شده و حیوانى که بر اثر پرت شدن از بلندى بمیرد و حیوانى که به ضرب شاخ حیوان دیگرى مرده باشد و نیم خورده حیوان درنده، جز آن را که [تا زنده است] سر ببرید و حیوانى که در برابر بت­ها ذبح شود و [همچنین] تقسیم کردن گوشت حیوان با تیرهای بخت‌آزمایى، [اینها همه] بر شما حرام و آن [کارها هم] گناه است. امروز کافران از [شکست] آیین شما ناامید شدند، پس از آنها نترسید و از [مخالفت] من بترسید! امروز دین شما را برایتان کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین [جاودان] شما پذیرفتم. اما آن که در حال گرسنگى و قحطی، ناگزیر [از خوردن گوشت حرام] شود، بی­آنکه گرایش به گناه داشته باشد، خداوند آمرزنده و مهربان است.///برای شما مؤمنان گوشت مردار و خون و گوشت خوک و آن ذبیحه‌ای که به نام غیر خدا کشتند و همچنین هر حیوانی که به خفه کردن یا به چوب زدن یا از بلندی افکندن یا به شاخ زدن به هم بمیرند و نیم‌خورده درندگان جز آن را که قبلا تذکیه کرده باشید حرام است و نیز آن را که برای بتان می‌کشند و آن را که به تیرها قسمت می‌کنید، که این کار فسق است-امروز کافران از این که به دین شما دستبرد زنند و اختلالی رسانند طمع بریدند، پس شما از آنها بیمناک نگشته و از من بترسید. امروز (به عقیده امامیه و برخی اهل سنت روز غدیر خم و خلافت علی (ع) است) دین شما را به حد کمال رسانیدم و بر شما نعمتم را تمام کردم و بهترین آیین را که اسلام است برایتان برگزیدم-پس هر گاه کسی در ایام قحطی و سختی از روی اضطرار نه به قصد گناه از آنچه حرام شده مرتکب شود، خدا بخشنده و مهربان است.///مردار و خون و گوشت خوک و آنچه نامی جز خدا به هنگام ذبحش برده باشند، و [حیوان حلال گوشت‌] خفه شده، و به ضرب [چوب و سنگ‌] مرده، و از بلندی افتاده، و شاخ خورده و آنچه درندگان از آن خورده باشند، مگر آنچه [به موقع به ذبح شرعی‌] حلال کنید و همچنین آنچه برای بتان ذبح شده است و نیز تعیین قسمت به کمک ازلام همه بر شما حرام شده است و [پرداختن به هریک از] اینها نافرمانی است، امروز کافران از دین شما [و بازگشت شما از آن‌] نومید شده‌اند، لذا از آنان نترسید و از من بترسید، امروز دین شما را به کمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام کردم و دین اسلام را بر شما پسندیدم، و هرکس در مخمصه‌ای ناچار شود و مایل به گناه نباشد [و از آنچه نهی شده بخورد] بداند که خداوند آمرزگار مهربان است‌///گوشت مردار، و خون، و گوشت خوک، و حیواناتی که به غیر نام خدا ذبح شوند، و حیوانات خفه‌شده، و به زجر کشته شده، و آنها که بر اثر پرت‌شدن از بلندی بمیرند، و آنها که به ضرب شاخ حیوان دیگری مرده باشند، و باقیمانده صید حیوان درنده -مگر آنکه (بموقع به آن حیوان برسید، و) آن را سرببرید- و حیواناتی که روی بتها (یا در برابر آنها) ذبح می‌شوند، (همه) بر شما حرام شده است؛ و (همچنین) قسمت کردن گوشت حیوان به وسیله چوبه‌های تیر مخصوص بخت آزمایی؛ تمام این اعمال، فسق و گناه است -امروز، کافران از (زوال) آیین شما، مأیوس شدند؛ بنابر این، از آنها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم- اما آنها که در حال گرسنگی، دستشان به غذای دیگری نرسد، و متمایل به گناه نباشند، (مانعی ندارد که از گوشتهای ممنوع بخورند؛) خداوند، آمرزنده و مهربان است.///حرام شد بر شما مردار و خون و گوشت خوک و آنچه نام غیر از خدا بر آن برده شود و گلوگیر شده و کوبیده و پرتاب‌شده و شاخ‌زده و آنچه خورند ددان مگر آنچه پاک کنید و آنچه نزد بتان کشته شود و آنکه بخش کنید با تیرها این است برون‌رفتن از فرمان خدا امروز نومید شدند آنان که کفر ورزیدند از دین شما پس نترسید ایشان را و مرا بترسید امروز به انجام رسانیدم برای شما دین شما را و تمام کردم بر شما نعمتم را و پسندیدم برای شما اسلام را کیشی پس آن کس که ناچار شود در گرسنگی ناگراینده به سوی گناهی همانا خدا است آمرزنده مهربان‌///(اینها) بر شما حرام شده است: مردار و خون (ریخته شده) و گوشت خوک و آنچه به نام غیر خدا فروافکنده و کشته شده و (حیوان) خفه شده و چوب‌خورده و از بلندی افتاده و شاخ خورده و آنچه درنده (از آن) خورده - مگر آنچه را (از اینها) زنده دریافته، سر ببرید - و (همچنین) آنچه روی بت‌ها سر بریده شده و (نیز) اینکه با تیرهای قرعه (حیوانی را، میان خود) بخش کنید؛ اینها فسق و نافرمانی (خدا) ست. امروز کسانی که کافر شدند از (کارشکنی در) دین شما نومید گردیدند، پس از اینان مترسید و از من بهراسید. امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم و این (اسلام) را برای شما (به عنوان) طاعتی (شایسته و بایسته و پیوسته) پسندیدم‌؛ پس هرکس (در این جریان و مانند آن) دچار تنگی و تنگنایی شود، بی آنکه به گناهی متمایل باشد، (اگر آنچه را منع شده است انجام دهد) خدا همواره پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa They ask thee what is lawful to them (as food). Say: lawful unto you are (all) things good and pure: and what ye have taught your trained hunting animals (to catch) in the manner directed to you by Allah: eat what they catch for you, but pronounce the name of Allah over it: and fear Allah; for Allah is swift in taking account. از تو می‌پرسند: چه چیزی بر آنان حلال شده؟ بگو: همه پاکیزه‌ها و شکاری که حیوانات شکاری که به آنها شکار کردن را تعلیم داده‌اید، در حالی که از احکام تذکیه‌ای که خدا به شما آموخته به آنها می‌آموزید، بر شما حلال شده است؛ بنابراین از آنچه آنان برای شما [گرفته‌اند و] نگاه داشته‌اند بخورید، و نام خدا را [هنگام فرستادن حیوان شکاری] بر آن بخوانید، و از خدا پروا کنید؛ زیرا خدا حسابرسی سریع است.///از تو می‌پرسند: چه چیزی بر آنان حلال شده؟ بگو: همه پاکیزه‌ها و شکاری که حیوانات شکاری که به آنها شکار کردن را تعلیم داده‌اید، در حالی که از احکام تذکیه‌ای که خدا به شما آموخته به آنها می‌آموزید، بر شما حلال شده است؛ بنابراین از آنچه آنان برای شما [گرفته‌اند و] نگاه داشته‌اند بخورید، و نام خدا را [هنگام فرستادن حیوان شکاری] بر آن بخوانید، و از خدا پروا کنید؛ زیرا خدا حسابرسی سریع است.///از تو مى‌پرسند که چه چیزهایى بر آنها حلال شده است. بگو: چیزهاى پاکیزه بر شما حلال شده و نیز خوردن صید آن حیوان که به آن صیدکردن آموخته‌اید، چون پرندگان شکارى و سگان شکارى، هرگاه آنها را بدان سان که خدایتان آموخته است تعلیم داده باشید. از آن صید که برایتان مى‌گیرند و نگه مى‌دارند بخورید و نام خدا را بر آن بخوانید و از خدا بترسید که او سریع‌الحساب است.///از تو مى‌پرسند: چه چیز براى آنها حلال شده است؟ بگو: پاکیزه‌ها و نیز صید حیوانات شکارى [و سگ‌هاى تربیت یافته‌] که از آنچه خدا به شما تعلیم داده به آنها آموخته‌اید، براى شما حلال شده است. پس از آنچه این حیوانات براى شما گرفته و نگاه داشته‌اند بخورید و [///از تو مى‌پرسند: چه چیزى براى آنان حلال شده است؟ بگو: «چیزهاى پاکیزه براى شما حلال گردیده و [نیز صید] حیوانات شکارگر که شما بعنوان مربیان سگهاى شکارى، از آنچه خدایتان آموخته، به آنها تعلیم داده‌اید [براى شما حلال شده است‌]. پس از آنچه آنها براى شما گرفته و نگاه داشته‌اند بخورید، و نام خدا را بر آن ببرید، و پرواى خدا بدارید که خدا زودشمار است.///از تو مى‌پرسند چه چیزهایى براى آنها حلال شده است؟ بگو: «آنچه پاکیزه است، براى شما حلال گردیده و [نیز صید] حیوانات شکارى که از آنچه خداوند به شما تعلیم داده به آنها یاد داده‌اید [براى شما حلال است]. پس از آنچه این حیوانات براى شما [صید مى‌کنند و] نگاه مى‌دارند، بخورید و نام خدا را [به هنگام فرستادن حیوان براى شکار] بر آن ببرید و از [نافرمانى] خدا بپرهیزید که خداوند سریع‌الحساب است.»///(ای پیغمبر) از تو سؤال می‌کنند که چه چیز بر آنها حلال گردیده؟ بگو: برای شما هر چه پاکیزه است حلال شده، و صیدی که به سگان شکاری از آنچه خدا به شما آموخته است آموخته‌اید که برای شما نگاه دارند و نام خدا را بر آن صید یاد کنید و بخورید حلال شده. و از خدا بترسید که زود به حساب (خلق) می‌رسد.///از تو می‌پرسند چه چیز برای آنان حلال است، بگو همه پاکیزه‌ها و آنچه به کمک حیوانات شکارگر [به دست می‌آورید] که با آنچه خداوند به شما آموخته است، آنها را دست‌آموز می‌کنید، پس از آنچه برای شما گرفته و نگه داشته‌اند بخورید و [به هنگام ذبح یا فرستادن حیوانات شکارگر] نام خدا را بر آن ببرید، و از خداوند پروا کنید که خداوند زودشمار است‌///از تو سؤال می‌کنند چه چیزهایی برای آنها حلال شده است؟ بگو: «آنچه پاکیزه است، برای شما حلال گردیده؛ (و نیز صید) حیوانات شکاری و سگهای آموخته (و تربیت یافته) که از آنچه خداوند به شما تعلیم داده به آنها یاد داده‌اید، (بر شما حلال است؛) پس، از آنچه این حیوانات برای شما (صید می‌کنند و) نگاه می‌دارند، بخورید؛ و نام خدا را (به هنگام فرستادن حیوان برای شکار،) بر آن ببرید؛ و از (معصیت) خدا بپرهیزید که خداوند سریع الحساب است!»///پرسندت چه چیز حلال شده است برای ایشان بگو حلال شده است برای شما پاکیزه‌ها و شکار و آنچه آموختید از ددان شکاری حالیکه پرورش‌دهندگان آنها باشید که بیاموزید آنها را از آنچه آموختتان خدا پس بخورید از آنچه نگهداشتند بر شما و یاد کنید نام خدا را بر آن و بترسید خدا را که خدا است شتاب‌کننده در حساب‌///از تو می‌پرسند چه چیز برایشان حلال شده‌؟ بگو: «چیزهای پاکیزه برایتان حلال گشته و (نیز) صید به وسیله‌ی حیوانات درنده (زمینی، دریایی و هوایی) که شما (مربیان شایسته‌ی حیوانات شکاری) از آنچه خدایتان به شما آموخته، به آنها تعلیم داده‌اید (برایتان حلال شده). پس از آنچه آنها برای شما گرفته و نگاه داشته‌اند بخورید و نام خدا را (در حال صید) بر آنها ببرید و خدای را پروا بدارید (که) خدا همواره زودشمار است.» quran_en_fa This day are (all) things good and pure made lawful unto you. The food of the People of the Book is lawful unto you and yours is lawful unto them. (Lawful unto you in marriage) are (not only) chaste women who are believers, but chaste women among the People of the Book, revealed before your time,- when ye give them their due dowers, and desire chastity, not lewdness, nor secret intrigues if any one rejects faith, fruitless is his work, and in the Hereafter he will be in the ranks of those who have lost (all spiritual good). امروز همه پاکیزه‌ها [ی از رزق خدا] برای شما حلال شد، و طعام اهل کتاب [که مخلوط با مواد حرام و نجس نیست] بر شما حلال و طعام شما هم بر آنان حلال است. و زنان پاکدامن مؤمن، و زنان پاکدامن از اهل کتاب [از طریق ازدواج شرعی] در صورتی که مهریه آنان را بپردازید بر شما حلال است، در حالی که مایل باشید پاکدامن بمانید نه زناکار، و نه انتخاب کننده معشوقه نامشروع در خلوت و پنهان. و هر کس در ایمان [به خدا و پیامبران وقیامت] کفر ورزد، قطعا عملش تباه شده و فقط او در آخرت از زیانکاران است.///امروز همه پاکیزه‌ها [ی از رزق خدا] برای شما حلال شد، و طعام اهل کتاب [که مخلوط با مواد حرام و نجس نیست] بر شما حلال و طعام شما هم بر آنان حلال است. و زنان پاکدامن مؤمن، و زنان پاکدامن از اهل کتاب [از طریق ازدواج شرعی] در صورتی که مهریه آنان را بپردازید بر شما حلال است، در حالی که مایل باشید پاکدامن بمانید نه زناکار، و نه انتخاب کننده معشوقه نامشروع در خلوت و پنهان. و هر کس در ایمان [به خدا و پیامبران وقیامت] کفر ورزد، قطعا عملش تباه شده و فقط او در آخرت از زیانکاران است.///امروز چیزهاى پاکیزه بر شما حلال شده است. طعام اهل کتاب بر شما حلال است و طعام شما نیز بر آنها حلال است. و نیز زنان پارساى مؤمنه و زنان پارساى اهل کتاب، هرگاه مهرشان را بپردازید، به طور زناشویى نه زناکارى و دوست‌گیرى، بر شما حلالند. و هر کس که به اسلام کافر شود عملش ناچیز شود و در آخرت از زیانکاران خواهد بود.///امروز چیزهاى پاکیزه براى شما حلال شد و طعام اهل کتاب براى شما حلال و طعام شما براى آنها حلال است، و [نیز ازدواج با] زنان پاکدامن با ایمان و زنان پاکدامن از کسانى که قبل از شما به آنها کتاب داده شده بر شما حلال است، به شرط آن که مهر آنها را بپردازید، د///امروز چیزهاى پاکیزه براى شما حلال شده، و طعام کسانى که اهل کتابند براى شما حلال، و طعام شما براى آنان حلال است. و [بر شما حلال است ازدواج با] زنان پاکدامن از مسلمان، و زنان پاکدامن از کسانى که پیش از شما کتاب [آسمانى‌] به آنان داده شده، به شرط آنکه مهرهایشان را به ایشان بدهید، در حالى که خود پاکدامن باشید نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهانى دوست خود بگیرید. و هر کس در ایمان خود شک کند، قطعا عملش تباه شده، و در آخرت از زیانکاران است.///امروز چیزهاى پاکیزه براى شما حلال شد و [همچنین] غذاى اهل کتاب براى شما حلال است و غذاى شما براى آنها حلال. و [نیز ازدواج با] زنان پاکدامن از مسلمانان و زنان پاکدامن از اهل کتاب، به شرط آن که مهریه آنها را بپردازید و پاکدامن باشید، نه زناکار و نه گیرندگان دوست پنهان. و کسى که آنچه را باید به آن ایمان بیاورد، انکار کند، اعمال او باطل و بى‌اثر می‌گردد و در سراى دیگر از زیانکاران خواهد بود.///امروز هر چه پاکیزه است شما را حلال شد و طعام اهل کتاب برای شما و طعام شما برای آنها حلال است. و نیز حلال شد نکاح زنان پارسای مؤمنه و زنان پارسای اهل کتاب در صورتی که شما اجرت و مهر آنان را بدهید و پاکدامن باشید نه زناکار و رفیق‌باز. و هر کس به ایمان (دین اسلام) کافر شود عمل او تباه شده و در آخرت از زیانکاران خواهد بود.///امروز پاکیزه‌ها و طعام [و ذبایح‌] اهل کتاب بر شما و طعام [و ذبایح‌] شما بر آنان حلال است، و نیز ازدواج با زنان عفیف مؤمن و زنان عفیف اهل کتاب، به شرط آنکه مهر آنان را بپردازید و زن نگهدار و غیر پلیدکار باشید و دوست‌گیران نهانی نباشید، و هرکس به [ارکان‌] ایمان کفرورزد، عملش تباه است و همو در آخرت از زیانکاران است‌///امروز چیزهای پاکیزه برای شما حلال شده؛ و (همچنین) طعام اهل کتاب، برای شما حلال است؛ و طعام شما برای آنها حلال؛ و (نیز) زنان پاکدامن از مسلمانان، و زنان پاکدامن از اهل کتاب، حلالند؛ هنگامی که مهر آنها را بپردازید و پاکدامن باشید؛ نه زناکار، و نه دوست پنهانی و نامشروع گیرید. و کسی که انکار کند آنچه را باید به آن ایمان بیاورد، اعمال او تباه می‌گردد؛ و در سرای دیگر، از زیانکاران خواهد بود.///امروز حلال شد برای شما پاکیزه‌ها و خوراک آنان که داده شدند کتاب را حلال است برای شما و خوراک شما حلال است برای آنان و زنان پارسا از ایمان‌آورندگان و زنان پارسا از آنان که داده شدند کتاب را پیش از شما هرگاه دهید بدیشان مزدهای ایشان را حالی که پارسا باشید نه زناکاران و نه گیرندگان یار و آن که کفر ورزد به ایمان همانا تباه شده است کردار او و اوست در آخرت از زیانکاران‌///امروز چیزهای پاکیزه برایتان حلال شده و طعام کسانی که کتاب (وحیانی) داده شدند، برایتان حلال و طعام شما (هم) برای آنان حلال است و (نیز ازدواج با) زنان پاکدامن باایمان و زنان پاکدامن از کسانی که پیش از شما کتاب (آسمانی) به آنان داده شده (حلال است)، هنگامی‌که مهریه‌هایشان را به ایشان بدهید و (خودتان و آنان) پاکدامن و نگه‌دار (خود و همسرانتان) باشید. نه زناکاران و نه زنانی را (از روی شهوت) به دوستی برگیرید. و هرکس به ایمان کافر شود، بی‌گمان عملش تباه شده و او در آخرت از زیانکاران است. quran_en_fa O ye who believe! when ye prepare for prayer, wash your faces, and your hands (and arms) to the elbows; Rub your heads (with water); and (wash) your feet to the ankles. If ye are in a state of ceremonial impurity, bathe your whole body. But if ye are ill, or on a journey, or one of you cometh from offices of nature, or ye have been in contact with women, and ye find no water, then take for yourselves clean sand or earth, and rub therewith your faces and hands, Allah doth not wish to place you in a difficulty, but to make you clean, and to complete his favour to you, that ye may be grateful. ای اهل ایمان! هنگامی که به [قصد] نماز برخیزید، صورت و دست هایتان را تا آرنج بشویید و بخشی از سرتان و روی پاهایتان را تا برآمدگی پشت پا مسح کنید و اگر جنب بودید، غسل کنید و اگر بیمار هستید یا در سفر می‌باشید یا یکی از شما از قضای حاجت [دستشویی] آمده، یا با زنان آمیزش کرده‌اید و آبی [برای وضو یا غسل] نیافتید، به خاکی پاک، تیمم کنید و از آن بخشی از صورت و دست هایتان را مسح نمایید. خدا نمی‌خواهد [با احکامش] بر شما تنگی و مشقت قرار دهد، بلکه می‌خواهد شما را [از آلودگی‌ها] پاک کند و نعمتش را بر شما تمام نماید، تا سپاس گزارید.///ای اهل ایمان! هنگامی که به [قصد] نماز برخیزید، صورت و دست هایتان را تا آرنج بشویید و بخشی از سرتان و روی پاهایتان را تا برآمدگی پشت پا مسح کنید و اگر جنب بودید، غسل کنید و اگر بیمار هستید یا در سفر می‌باشید یا یکی از شما از قضای حاجت [دستشویی] آمده، یا با زنان آمیزش کرده‌اید و آبی [برای وضو یا غسل] نیافتید، به خاکی پاک، تیمم کنید و از آن بخشی از صورت و دست هایتان را مسح نمایید. خدا نمی‌خواهد [با احکامش] بر شما تنگی و مشقت قرار دهد، بلکه می‌خواهد شما را [از آلودگی‌ها] پاک کند و نعمتش را بر شما تمام نماید، تا سپاس گزارید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چون به نماز برخاستید، صورت و دستهایتان را با آرنج بشویید و سر و پاهایتان را تا قوزک مسح کنید. و اگر جنب بودید خود را پاک سازید. و اگر بیمار یا در سفر بودید یا از جاى قضاى حاجت آمده بودید یا با زنان نزدیکى کرده بودید و آب نیافتید با خاکى پاک تیمم کنید و صورت و دستهایتان را با آن مسح کنید. خدا نمى‌خواهد شما در رنج افتید، بلکه مى‌خواهد که شما را پاکیزه سازد و نعمتش را بر شما تمام کند، باشد که سپاس گزارید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! چون به نماز برخاستید، صورت و دست‌هاى خود را تا آرنج بشویید و سر و پاهاى خود را تا برآمدگى روى پا مسح کنید و اگر جنب بودید غسل کنید و اگر بیمار یا مسافر بودید، یا یکى از شما از قضاى حاجت آمد، یا با زنان نزدیکى کردید و آب نی///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چون به [عزم‌] نماز برخیزید، صورت و دستهایتان را تا آرنج بشویید؛ و سر و پاهاى خودتان را تا برآمدگى پیشین [هر دو پا] مسح کنید؛ و اگر جنب‌اید خود را پاک کنید [=غسل نمایید]؛ و اگر بیمار یا در سفر بودید، یا یکى از شما از قضاى حاجت آمد، یا با زنان نزدیکى کرده‌اید و آبى نیافتید؛ پس با خاک پاک تیمم کنید، و از آن به صورت و دستهایتان بکشید. خدا نمى‌خواهد بر شما تنگ بگیرد، لیکن مى‌خواهد شما را پاک، و نعمتش را بر شما تمام گرداند، باشد که سپاس [او] بدارید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! هنگامى که براى نماز برمى‌خیزید، صورت و دست‌ها را تا آرنج بشویید و بخشى از سرتان را مسح کنید و نیز پاهاى خود را تا برآمدگى روى پا مسح نمایید و اگر جنب هستید، پس [با غسل کردن خود را] پاک کنید. و اگر بیمار یا مسافر باشید یا از قضاى حاجت برگشته باشید، یا با زنان، آمیزش جنسى کرده‌اید و آب [براى غسل یا وضو] نیابید، پس با خاک پاکى تیمم کنید و از آن بر بخشى از صورت و دست‌ها نیز بکشید. خداوند نمى‌خواهد که بر شما سخت بگیرد، بلکه مى‌خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام نماید، شاید شکر او را به جای آورید.///ای اهل ایمان، چون خواهید برای نماز برخیزید صورت و دستها را تا مرفق (آرنج) بشویید و سر و پاها را تا برآمدگی پا مسح کنید، و اگر جنب هستید پاکیزه شوید (غسل کنید) و اگر بیمار یا مسافرید یا یکی از شما را قضاء حاجتی دست داده و یا با زنان مباشرت کرده‌اید و آب نیابید در این صورت به خاک پاک و پاکیزه‌ای روی آرید و به آن خاک صورت و دستها را مسح کنید (تیمم کنید). خدا نمی‌خواهد هیچ گونه سختی برای شما قرار دهد، و لیکن می‌خواهد تا شما را پاکیزه گرداند و نعمت خود را بر شما تمام کند، باشد که شکر او به جای آرید.///ای مؤمنان چون برای نماز برخاستید چهره و دستهایتان را تا آرنج‌ها بشویید و سپس سر و پاهایتان را تا قوزکها مسح کنید، و اگر جنب بودید غسل کنید و اگر بیمار یا مسافر بودید یا یکی از شما از موضع قضای حاجت بازگشت، یا با زنان تماس [جنسی‌] گرفتید، آنگاه آب نیافتید، بر خاکی پاک تیمم کنید و چهره و دستهایتان را به آن مسح کنید، که خداوند نمی‌خواهد برای شما دشواری قرار دهد، بلکه می‌خواهد تا شما را پاکیزه بدارد و نعمتش را بر شما تمام کند، باشد که سپاس بگزارید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که به نماز می‌ایستید، صورت و دستها را تا آرنج بشویید! و سر و پاها را تا مفصل [= برآمدگی پشت پا] مسح کنید! و اگر جنب باشید، خود را بشویید (و غسل کنید)! و اگر بیمار یا مسافر باشید، یا یکی از شما از محل پستی آمده [= قضای حاجت کرده‌]، یا با زنان تماس گرفته (و آمیزش جنسی کرده‌اید)، و آب (برای غسل یا وضو) نیابید، با خاک پاکی تیمم کنید! و از آن، بر صورت [= پیشانی‌] و دستها بکشید! خداوند نمی‌خواهد مشکلی برای شما ایجاد کند؛ بلکه می‌خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام نماید؛ شاید شکر او را بجا آورید!///ای آنان که ایمان آوردید گاهی که برخاستید به سوی نماز بشوئید رویها و دستهای خویش را تا مرفقها (آرنجها) و بمالید سرها و پایهای خود را تا دو قاب یا اگر جنب شدید پس پاک کنید خود را و اگر بیمار بودید یا در سفری یا برون آمد یکی از شما از آب‌ریز یا با زنان درآمیختید و آب نیافتید پس آهنگ زمینی پاک کنید سپس بمالید بر رویها و دستهای خود از آن نخواهد خدا که سخت بر شما گیرد لیکن خواهد که شما را پاک سازد و تمام کند بر شما نعمتش را و شاید شکر گزارید///هان ای کسانی که ایمان آوردید! چون به نماز برخاستید، صورت و دست‌هایتان را تا آرنج‌هاتان بشویید و بخشی از سرهایتان و (تمام روی) پاهایتان را تا دو برآمدگی (نخستین) مسح کنید. و اگر جنب بودید، خود را (سر تا پا هرگونه بخواهید) پاک نمایید [: غسل کنید] و اگر بیمار یا در سفری بودید یا یکی از شما از موضع قضای حاجت آمد یا با زنان نزدیکی کردید، پس آبی نیافتید، در این صورت بلندای پاکیزه‌ای را بجویید و از آن به بخشی از صورت و (بخشی از) دست‌هایتان بکشید. خدا نمی‌خواهد بر شما هیچ تنگی بگیرد، ولی می‌خواهد شما را پاک کند و نعمتش را بر شما تمام گرداند، شاید سپاس گزارید. quran_en_fa And call in remembrance the favour of Allah unto you, and His covenant, which He ratified with you, when ye said: "We hear and we obey": And fear Allah, for Allah knoweth well the secrets of your hearts. و نعمت خدا را بر خود و پیمانش را که [در لزوم اطاعت از او و پیامبرش] با شما محکم و استوار کرد، یاد کنید، هنگامی که گفتید: شنیدیم و اطاعت کردیم. و از خدا پروا کنید؛ زیرا خدا به آنچه در سینه هاست، داناست.///و نعمت خدا را بر خود و پیمانش را که [در لزوم اطاعت از او و پیامبرش] با شما محکم و استوار کرد، یاد کنید، هنگامی که گفتید: شنیدیم و اطاعت کردیم. و از خدا پروا کنید؛ زیرا خدا به آنچه در سینه هاست، داناست.///نعمتى را که خدا به شما داده است، و پیمانى را که با شما بسته است، بدان هنگام که گفتید شنیدیم و فرمانبردارى کردیم، یاد آورید. و از خداى بترسید که خدا به آنچه در دلها مى‌گذرد آگاه است.///و نعمت خدا را که بر شما ارزانى داشته و [نیز] پیمانى را که با شما بسته است به یاد آورید که گفتید: شنیدیم و فرمان بردیم، و از خدا پروا کنید که خداوند به راز دل‌ها آگاه است///و نعمتى را که خدا بر شما ارزانى داشته و [نیز] پیمانى را که شما را به [انجام‌] آن متعهد گردانیده، به یاد آورید، آنگاه که گفتید: «شنیدیم و اطاعت کردیم.» و از خدا پروا دارید که خدا به راز دلها آگاه است.///و به یاد بیاورید نعمتى را که خدا بر شما ارزانى داشته و [نیز] پیمان محکمش را که با آن از شما میثاق گرفت، آن زمان که گفتید: «شنیدیم و اطاعت کردیم.» و از [مخالفت فرمان] خدا بپرهیزید که خدا از درون سینه‌ها آگاه است.///و یاد کنید نعمت خدا را که به شما ارزانی داشت و عهد او را که با شما استوار کرد آن گاه که گفتید: (امر تو را) شنیدیم و اطاعت کردیم. و از خدا بترسید که خدا به نیات قلبی (شما) آگاه است.///و نعمت الهی و پیمانی را که با شما بسته است به یاد آورید که گفتید شنیدیم و اطاعت کردیم، و از خداوند پروا کنید که خداوند به راز دلها آگاه است‌///و به یاد آورید نعمت خدا را بر شما، و پیمانی را که با تأکید از شما گرفت، آن زمان که گفتید: «شنیدیم و اطاعت کردیم»! و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید که خدا، از آنچه درون سینه‌هاست، آگاه است!///و یاد آرید نعمت خدا را بر شما و پیمانش را که با شما بست هنگامی که گفتید شنیدیم و فرمان بردیم و بترسید خدا را که خداوند است دانا بدانچه در سینه‌ها است‌///و نعمتی را که خدا بر شما (ارزانی‌) داشته و (نیز) پیوندش را -که با شما پیوندی پایدار بسته- به یادآورید، چون گفتید: «شنیدیم و اطاعت کردیم. ‌» و خدای را پروا بدارید که خدا به (راز) ذاتی سینه‌ها بسی داناست. quran_en_fa O ye who believe! stand out firmly for Allah, as witnesses to fair dealing, and let not the hatred of others to you make you swerve to wrong and depart from justice. Be just: that is next to piety: and fear Allah. For Allah is well-acquainted with all that ye do. ای اهل ایمان! همواره [در همه امور] قیام کننده برای خدا و گواهان به عدل و داد باشید. و نباید دشمنی با گروهی شما را بر آن دارد که عدالت نورزید؛ عدالت کنید که آن به پرهیزکاری نزدیک‌تر است. و از خدا پروا کنید؛ زیرا خدا به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.///ای اهل ایمان! همواره [در همه امور] قیام کننده برای خدا و گواهان به عدل و داد باشید. و نباید دشمنی با گروهی شما را بر آن دارد که عدالت نورزید؛ عدالت کنید که آن به پرهیزکاری نزدیک‌تر است. و از خدا پروا کنید؛ زیرا خدا به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، براى خدا، حق گفتن را بر پاى خیزید و به عدل گواهى دهید. دشمنى با گروهى دیگر وادارتان نکند که عدالت نورزید. عدالت ورزید که به تقوى نزدیکتر است و از خدا بترسید که او به هر کارى که مى‌کنید آگاه است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! قیام کننده براى خدا و شاهدان به عدل و داد باشید. و البته نباید دشمنى عده‌اى شما را بر آن دارد که عدالت نکنید. دادگرى کنید که آن به تقوا نزدیک‌تر است، و از خدا بترسید که خدا به آنچه انجام مى‌دهید آگاه است///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، براى خدا به داد برخیزید [و] به عدالت شهادت دهید، و البته نباید دشمنى گروهى شما را بر آن دارد که عدالت نکنید. عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است، و از خدا پروا دارید، که خدا به آنچه انجام مى‌دهید آگاه است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! همواره براى خدا قیام کنید و از روى عدالت گواهى دهید. دشمنى با گروهى، شما را به ترک عدالت نکشاند. عدالت بورزید که به پرهیزکارى نزدیک‌تر است. و از [نافرمانى] خدا بپرهیزید که از آنچه انجام مى‌دهید، آگاه است.///ای اهل ایمان، برای خدا پایدار و استوار بوده و به عدالت و راستی و درستی گواه باشید، و البته شما را نباید عداوت گروهی بر آن دارد که از راه عدل بیرون روید، عدالت کنید که به تقوا نزدیکتر (از هر عمل) است، و از خدا بترسید، که البته خدا به هر چه می‌کنید آگاه است.///ای مؤمنان در راه [رضای‌] خدا به داد برخیزید و به عدل شهادت دهید و دشمنی‌تان با بعضی از مردم شما را بر آن ندارد که بیداد کنید، دادگری کنید که به تقوا نزدیکتر است و از خداوند پروا کنید که خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! همواره برای خدا قیام کنید، و از روی عدالت، گواهی دهید! دشمنی با جمعیتی، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند! عدالت کنید، که به پرهیزگاری نزدیکتر است! و از (معصیت) خدا بپرهیزید، که از آنچه انجام می‌دهید، با خبر است!///ای آنان که ایمان آوردید باشید نگهبانان یا قیام‌کنندگان برای خدا گواهانی به داد و واندارد شما را کین قومی بر آنکه داد نکنید دادگری کنید که آن نزدیکتر است به پرهیزکاری و بترسید خدا را که خدا آگاه است بدانچه می‌کنید///هان ای کسانی که ایمان آوردید! برای خدا بسیار به فضیلت پایدار، ارج‌گذار و استوار باشید، در حالی‌که به تقسیم کردن (عادلانه) شهادت‌دهنده‌اید و هرگز نباید دشمنی گروهی شما را بر آن وادارد که عدالت نکنید. عدالت کنید (که) آن به تقوا نزدیکتر است و خدا را پروا بدارید. به‌راستی خدا به‌آنچه انجام می‌دهید بسی آگاه است. quran_en_fa To those who believe and do deeds of righteousness hath Allah promised forgiveness and a great reward. خدا به کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، وعده داده است که برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ است.///خدا به کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، وعده داده است که برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ است.///خدا به کسانى که ایمان آورده‌اند و کارهاى نیکو کرده‌اند، وعده آمرزش و مزدى بزرگ داده است.///خدا کسانى را که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند، و عده‌ى مغفرت و پاداشى بزرگ داده است///خدا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، به آمرزش و پاداشى بزرگ وعده داده است.///خداوند به کسانى که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند وعده‌ی آمرزش و پاداشی بزرگ داده است.///خدا به آنان که ایمان آورده و کار شایسته کردند وعده آمرزش و اجر عظیم فرموده است.///خداوند به کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند وعده داده است که آمرزش و پاداشی بزرگ خاص آنان است‌///خداوند، به آنها که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، وعده آمرزش و پاداش عظیمی داده است.///نوید داده است خدا آنان را که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند ایشان را است آمرزشی و پاداشی بزرگ‌///خدا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته (ی ایمان) کردند، برایشان پوشش و پاداشی بزرگ وعده داده است. quran_en_fa Those who reject faith and deny our signs will be companions of Hell-fire. وکسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، اهل دوزخ اند.///وکسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، اهل دوزخ اند.///و آنان که کافر شده‌اند و آیات ما را تکذیب کرده‌اند اهل جهنمند.///و کسانى که کافر شدند و آیات ما را تکذیب نمودند، آنها اهل دوزخند///و کسانى که کفر ورزیدند و آیات ما را دروغ انگاشتند، آنان اهل دوزخند.///و کسانى که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، اهل دوزخند.///و آنان که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند اهل جهنم خواهند بود.///و کسانی که کفرورزیده و آیات ما را دروغ انگاشته‌اند، دوزخی‌اند///و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، اهل دوزخند.///و آنان که کفر ورزیدند و دروغ پنداشتند آیتهای ما را آنانند یاران دوزخ‌///و کسانی که کافر شدند و با آیات ما (همان‌ها و ما را) دروغ انگاشتند، اینان دوزخیانند. quran_en_fa O ye who believe! Call in remembrance the favour of Allah unto you when certain men formed the design to stretch out their hands against you, but (Allah) held back their hands from you: so fear Allah. And on Allah let believers put (all) their trust. ای اهل ایمان! نعمت خدا را بر خود یاد کنید زمانی که گروهی قصد کردند که [برای نابودی تان] به شما شبیخون زنند، ولی خدا توطئه آنان را از شما بازداشت. و از خدا پروا کنید و مؤمنان فقط باید بر خدا توکل کنند.///ای اهل ایمان! نعمت خدا را بر خود یاد کنید زمانی که گروهی قصد کردند که [برای نابودی تان] به شما شبیخون زنند، ولی خدا توطئه آنان را از شما بازداشت. و از خدا پروا کنید و مؤمنان فقط باید بر خدا توکل کنند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از نعمتى که خدا به شما ارزانى داشته است یاد کنید: آنگاه که گروهى قصد آن کردند تا بر شما دست یازند و خدا دست آنان را از شما کوتاه کرد. از خدا بترسید. و مؤمنانى بر خدا توکل مى‌کنند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! نعمت خدا را بر خود یاد کنید آن‌گاه که قومى کوشیدند بر شما دست درازى کنند و خدا دستشان را از شما کوتاه کرد. و از خدا پروا دارید، و مؤمنان باید فقط بر خدا توکل کنند///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، نعمت خدا را بر خود، یاد کنید: آنگاه که قومى آهنگ آن داشتند که بر شما دست یازند، و [خدا] دستشان را از شما کوتاه داشت. و از خدا پروا دارید، و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! نعمتى را که خدا به شما بخشیده به یاد آورید، آن زمان که جمعى [از دشمنان] قصد داشتند دست [ستم] به سوى شما دراز کنند [و شما را از میان بردارند،] اما خدا دستشان را از شما کوتاه کرد. از خدا بپرهیزید و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.///ای اهل ایمان، یاد آرید نعمت خدا را بر خود آن گاه که گروهی همت گماشتند که بر شما دست یازند و خدا دست (ستم) آنها را از شما کوتاه نمود. و از خدا بترسید، و باید اهل ایمان تنها بر خدا توکل کنند.///ای مؤمنان نعمت الهی را بر خود به یاد آورید که چون قومی کوشید که بر شما دست دراز کند، دستشان را از شما بازداشت، و از خداوند پروا کنید و مؤمنان باید که بر خدا توکل کنند///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! نعمتی را که خدا به شما بخشید، به یاد آورید؛ آن زمان که جمعی (از دشمنان)، قصد داشتند دست به سوی شما دراز کنند (و شما را از میان بردارند)، اما خدا دست آنها را از شما باز داشت! از خدا بپرهیزید! و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند!///ای آنان که ایمان آوردید یاد آرید نعمت خدا را بر شما هنگامی که آهنگ نمودند گروهی که دست به سوی شما دراز کنند پس بازداشت دستهای ایشان را از شما و بترسید خدا را و بر خدا باید توکل کنند مؤمنان‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! نعمت خدا را بر (سر و سامان) خودتان یاد کنید. چون قومی آهنگ (آن) نمودند (که) سویتان دست یازند، پس (خدا) دستشان را از شما بازداشت و خدا را پروا بدارید. و مؤمنان باید بی‌گمان تنها بر خدا توکل کنند. quran_en_fa Allah did aforetime take a covenant from the Children of Israel, and we appointed twelve captains among them. And Allah said: "I am with you: if ye (but) establish regular prayers, practise regular charity, believe in my messengers, honour and assist them, and loan to Allah a beautiful loan, verily I will wipe out from you your evils, and admit you to gardens with rivers flowing beneath; but if any of you, after this, resisteth faith, he hath truly wandered from the path or rectitude." خدا از بنی اسرائیل [بر لزوم اطاعت از آیینش و پیروی از موسی] پیمان گرفت، و از میان آنان دوازده سرپرست برانیگختیم [تا هر یک عهده دار امور قبیله‌ای از قبایل بنی اسرائیل باشد]، و خدا به آنان فرمود: یقینا من با شمایم، اگر نماز را برپا دارید، و زکات بپردازید، و به پیامبرانم ایمان آورید، و آنان را تقویت و یاری کنید و به خدا وامی نیکو دهید، مسلما گناهانتان را محو می‌کنم، و شما را در بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است در می‌آورم؛ پس هر که از شما بعد از این کافر شود، یقینا راه راست را گم کرده است.///خدا از بنی اسرائیل [بر لزوم اطاعت از آیینش و پیروی از موسی] پیمان گرفت، و از میان آنان دوازده سرپرست برانیگختیم [تا هر یک عهده دار امور قبیله‌ای از قبایل بنی اسرائیل باشد]، و خدا به آنان فرمود: یقینا من با شمایم، اگر نماز را برپا دارید، و زکات بپردازید، و به پیامبرانم ایمان آورید، و آنان را تقویت و یاری کنید و به خدا وامی نیکو دهید، مسلما گناهانتان را محو می‌کنم، و شما را در بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است در می‌آورم؛ پس هر که از شما بعد از این کافر شود، یقینا راه راست را گم کرده است.///خداوند از بنى اسرائیل پیمان گرفت و از میان آنان دوازده نقیب برانگیختیم. و خدا گفت: اگر نماز بخوانید و زکات بدهید و به پیامبران من ایمان بیاورید و یاریشان کنید و به خدا قرض‌الحسنه بدهید، من با شمایم. بدیهایتان را مى‌زدایم و شما را به بهشتهایى داخل مى‌کنم که در آن نهرها روان باشد. و هر کس از شما که از آن پس کافر شود راه راست را گم کرده است.///و همانا خدا از بنى اسرائیل پیمان گرفت و از آنها دوازده سرپرست برانگیختیم، و خدا فرمود: همانا من با شما هستم، اگر نماز برپا دارید و زکات بدهید و به فرستادگان من ایمان بیاورید و یاریشان کنید و به خدا قرض الحسنه بدهید، قطعا بدى‌هایتان را از شما مى‌پوشان///در حقیقت، خدا از فرزندان اسرائیل پیمان گرفت. و از آنان دوازده سرکرده برانگیختیم. و خدا فرمود: «من با شما هستم.» اگر نماز برپا دارید و زکات بدهید و به فرستادگانم ایمان بیاورید و یاریشان کنید و وام نیکویى به خدا بدهید، قطعا گناهانتان را از شما مى‌زدایم، و شما را به باغهایى که از زیر [درختان‌] آن نهرها روان است در مى‌آورم. پس هر کس از شما بعد از این کفر ورزد، در حقیقت از راه راست گمراه شده است.///خدا از بنى‌اسرائیل پیمان گرفت و از آنها دوازده رهبر و سرپرست برانگیختیم و خداوند [به آنها] فرمود: «من با شما هستم. اگر نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و به رسولان من ایمان بیاورید و آنها را یارى کنید و به خدا وام نیکو دهید [و در راه او به نیازمندان کمک کنید]، مسلما گناهانتان را محو مى‌کنم و شما را در باغ‌هاى بهشت که نهرها از زیر [درختان] آن جارى است، وارد مى‌نمایم. پس از آن، هر یک از شما کفر ورزد، بى‌گمان راه راست را گم کرده است.»///و همانا خدا از بنی اسرائیل عهد گرفت و از میان آنها دوازده نفر بزرگ برانگیختیم (که پیشوای هر سبطی باشند) و خدا بنی اسرائیل را گفت که من با شمایم هر گاه نماز به پا دارید و زکات بدهید و به فرستادگان من ایمان آورید و آنها را اعزاز و یاری کنید و خدا را قرض نیکو دهید، در این صورت گناهان شما بیامرزم و شما را در بهشتی داخل گردانم که زیر درختانش نهرها جاری است. پس هر کس از شما پس از عهد خدا کافر شد سخت از راه راست دور افتاده است.///و خداوند از بنی‌اسرائیل پیمان گرفت و از میان آنان دوازده سالار برگماشتیم، و خداوند گفت من با شما هستم، اگر نماز برپا داشتید و زکات پرداختید و به پیامبران من ایمان آوردید و آنان را گرامی داشتید و در راه خدا وامی نیکو دادید، سیئات شما را می‌زدایم و شما را به بوستانهایی که جویباران از فرودست آن جاری است، درمی‌آورم، اما اگر پس از این، کسی از شما کفر ورزد، بی‌شک از راه راست گمراه شده است‌///خدا از بنی اسرائیل پیمان گرفت. و از آنها، دوازده نقیب [= سرپرست‌] برانگیختیم. و خداوند (به آنها) گفت: «من با شما هستم! اگر نماز را برپا دارید، و زکات را بپردازید، و به رسولان من ایمان بیاورید و آنها را یاری کنید، و به خدا قرض الحسن بدهید [= در راه او، به نیازمندان کمک کنید]، گناهان شما را می‌پوشانم [= می‌بخشم‌]؛ و شما را در باغهایی از بهشت، که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد می‌کنم. اما هر کس از شما بعد از این کافر شود، از راه راست منحرف گردیده است.///همانا برگرفت خدا پیمان بنی‌اسرائیل را و برانگیختیم از ایشان دوازده سردار و گفت خدا منم با شما اگر بپا داشتید نماز را و دادید زکوة را و ایمان آوردید به فرستادگان من و احترام گذاردید آنان را و وام دادید خدا را وامی نکو همانا بسترم از شما زشتیهای شما را و درآرم شما را باغهائی که جاری است زیر آنها جویها پس آنکس که کفر ورزد پس از این از شما هر آینه گم کرده است راه راست را///و خدا از فرزندان اسرائیل همواره پیمان گرفت و از آنان دوازده (سر کرده‌ی) پیگیر کارگشا (درباره‌ی آنان) برانگیختیم و خدا فرمود: «من حتما با شما هستم، اگر نماز را بر پا بدارید و زکات را بدهید و به فرستادگانم ایمان بیاورید. و بر گرامی‌داشتشان یاریشان کنید و وام نیکویی به خدا دهید. بی‌گمان گناهانتان را از شما می‌زدایم و شما را همواره به‌راستی در باغ‌هایی که از زیر (درختان) شان نهرها روان است در می‌آورم. پس هر کس از شما بعد از این کافر شود، به‌راستی راه راست را گم کرده است.» quran_en_fa But because of their breach of their covenant, We cursed them, and made their hearts grow hard; they change the words from their (right) places and forget a good part of the message that was sent them, nor wilt thou cease to find them- barring a few - ever bent on (new) deceits: but forgive them, and overlook (their misdeeds): for Allah loveth those who are kind. پس آنان را به سبب پیمان شکستنشان لعنت کردیم، و دل هایشان را بسیار سخت گردانیدیم، [تا جایی که] کلمات خدا را از جایگاه اصلی اش و معنای حقیقی اش تغییر می‌دهند، و بخشی از آنچه را [از معارف و احکام تورات واقعی] که به وسیله آن پند داده شدند، از یاد بردند [و نادیده گرفتند]، و همواره از اعمال خائنانه آنان جز اندکی از ایشان [که وفادار به پیمان خدایند] آگاه می‌شوی؛ پس [تا نزول حکم جهاد] از آنان درگذر و [از مجازاتشان] روی گردان؛ زیرا خدا نیکوکاران را دوست دارد.///پس آنان را به سبب پیمان شکستنشان لعنت کردیم، و دل هایشان را بسیار سخت گردانیدیم، [تا جایی که] کلمات خدا را از جایگاه اصلی اش و معنای حقیقی اش تغییر می‌دهند، و بخشی از آنچه را [از معارف و احکام تورات واقعی] که به وسیله آن پند داده شدند، از یاد بردند [و نادیده گرفتند]، و همواره از اعمال خائنانه آنان جز اندکی از ایشان [که وفادار به پیمان خدایند] آگاه می‌شوی؛ پس [تا نزول حکم جهاد] از آنان درگذر و [از مجازاتشان] روی گردان؛ زیرا خدا نیکوکاران را دوست دارد.///و اهل کتاب -جز اندکى از آنها- چون پیمانشان را شکستند، لعنتشان کردیم و دلهایشان را سخت گردانیدیم. کلمات را از معنى خود منحرف مى‌سازند و از آن پند که به ایشان داده شده بود بهره خویش فراموش کرده‌اند. و همواره از کارهاى خائنانه‌شان آگاه مى‌شوى. عفوشان کن و از گناهشان درگذر که خدا نیکوکاران را دوست مى‌دارد.///پس به خاطر پیمان‌شکنى‌شان، آنها را از رحمت خویش دور ساختیم و دل‌هایشان را سخت گردانیدیم کلمات را از جایگاه‌هاى خود تحریف مى‌کردند و بخشى از آنچه را به آنها گوشزد شده بود فراموش کردند، و تو همواره به خیانت [تازه‌اى‌] از ایشان آگاه مى‌شوى، مگر عده‌ى کم///پس به [سزاى‌] پیمان شکستنشان لعنتشان کردیم و دلهایشان را سخت گردانیدیم. [به طورى که‌] کلمات را از مواضع خود تحریف مى‌کنند، و بخشى از آنچه را بدان اندرز داده شده بودند به فراموشى سپردند. و تو همواره بر خیانتى از آنان آگاه مى‌شوى، مگر [شمارى‌] اندک از ایشان [که خیانتکار نیستند]. پس، از آنان درگذر و چشم پوشى کن که خدا نیکوکاران را دوست مى‌دارد.///اما به خاطر پیمان‌شکنى، آنها را از رحمت خویش دور ساختیم و دل‌هایشان را سخت و سنگین نمودیم، زیرا سخنان [خدا] را از مورد خود تحریف مى‌کنند و بخشى از آنچه را به آنها گوشزد شده بود، فراموش کردند و [اى پیامبر!] پیوسته به خیانت تازه‌اى از این قوم پى مى‌برى، جز عده‌ى قلیلى از آنها، ولى از آنها در گذر و خطاهایشان را نادیده بگیر که خداوند نیکوکاران را دوست مى‌دارد.///پس چون پیمان شکستند، آنان را لعنت کردیم و دلهایشان سخت گردانیدیم (که موعظه در آن اثر نکرد)، کلمات خدا را از جای خود تغییر می‌دهند و از آن کلمات که به آن‌ها پند داده شد نصیب بزرگی را از دست دادند. و دائم بر خیانتکاری آن قوم مطلع می‌شوی جز قلیلی از ایشان (که با ایمان و نکوکارند)، پس تو از آنها درگذر و (کار بدشان را) عفو کن، که خدا نیکوکاران را دوست می‌دارد.///آنگاه به سبب پیمان شکنی‌شان لعنتشان کردیم، و دلهایشان را سخت گردانیدیم [به طوری‌] که کلمات [کتاب‌] را از مواضع خود تحریف می‌کردند و بخشی از آنچه به آنان پند داده بودند، فراموش کردند، و همچنان به خیانت آنان پی می‌بری، مگر عده اندکی از آنان، پس آنان را ببخش و بگذار و بگذر که خداوند نیکوکاران را دوست دارد///ولی بخاطر پیمان‌شکنی، آنها را از رحمت خویش دور ساختیم؛ و دلهای آنان را سخت و سنگین نمودیم؛ سخنان (خدا) را از موردش تحریف می‌کنند؛ و بخشی از آنچه را به آنها گوشزد شده بود، فراموش کردند؛ و هر زمان، از خیانتی (تازه) از آنها آگاه می‌شوی، مگر عده کمی از آنان؛ ولی از آنها درگذر و صرف‌نظر کن، که خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد!///پس بشکستن ایشان پیمان خویش را لعنتشان کردیم و گردانیدیم دلهای ایشان را سنگین که برگردانند (جابجا کنند) سخنان را از جایهای خود و فراموش کردند بخشی را از آنچه یادآوری شدند بدان و گاهی نیست که آگاه نشوی بر خیانتی از آنان مگر کمی از آنان پس درگذر از ایشان و چشم‌پوشی کن که خدا دوست دارد نکوکاران را///پس به (سزای) پیمان شکستنشان لعنتشان کردیم و دل‌هایشان را سخت گردانیدیم، در حالی‌که کلمات (وحیانی) را از‌جایشان جابه‌جا می‌کنند (و) بخشی از آنچه را بدان یادآور شده بودند به فراموشی سپردند. و تو بی‌وقفه بر خیانتی بزرگ از آنان آگاه می‌شوی؛ مگر اندکی از ایشان (که خیانتکار نیستند). پس از آنان درگذر و روی بگردان که خدا نیکوکاران را همی دوست می‌دارد. quran_en_fa From those, too, who call themselves Christians, We did take a covenant, but they forgot a good part of the message that was sent them: so we estranged them, with enmity and hatred between the one and the other, to the day of judgment. And soon will Allah show them what it is they have done. و از کسانی که گفتند: ما نصرانی هستیم، [بر لزوم اطاعت از خود و پیروی از عیسی] پیمان گرفتیم، پس بخشی از آنچه را [از معارف و احکام انجیل واقعی] که به وسیله آن پند داده شدند، از یاد بردند [و نادیده گرفتند]، بر این اساس میان آنان تا روز قیامت کینه و دشمنی انداختیم، و خدا آنان را از آنچه همواره انجام می‌دادند، آگاه می‌کند.///و از کسانی که گفتند: ما نصرانی هستیم، [بر لزوم اطاعت از خود و پیروی از عیسی] پیمان گرفتیم، پس بخشی از آنچه را [از معارف و احکام انجیل واقعی] که به وسیله آن پند داده شدند، از یاد بردند [و نادیده گرفتند]، بر این اساس میان آنان تا روز قیامت کینه و دشمنی انداختیم، و خدا آنان را از آنچه همواره انجام می‌دادند، آگاه می‌کند.///و از کسانى که گفتند که ما نصرانى هستیم پیمان گرفتیم. پس قسمتى از اندرزهایى را که به آنها داده بودیم فراموش کردند و ما نیز میان آنها تا روز قیامت کینه و دشمنى افکندیم. به زودى خدا آنان را از کارهایى که مى‌کنند آگاه خواهد ساخت.///و از کسانى که گفتند: ما نصرانى هستیم، از آنها نیز پیمان گرفتیم، ولى آنان بخش مهمى از آنچه را تذکر داده شده بودند، به فراموشى سپردند، پس ما تا روز قیامت میانشان دشمنى و کینه افکندیم، و زودا که خداوند آنها را از آنچه مى‌کردند آگاه کند///و از کسانى که گفتند: «ما نصرانى هستیم»، از ایشان [نیز] پیمان گرفتیم، و [لى‌] بخشى از آنچه را بدان اندرز داده شده بودند فراموش کردند، و ما [هم‌] تا روز قیامت میانشان دشمنى و کینه افکندیم، و به زودى خدا آنان را از آنچه مى‌کرده‌اند [و مى‌ساخته‌اند] خبر مى‌دهد.///و ما از کسانى که خود را نصارا [و یاور مسیح] نامیدند [نیز] پیمان گرفتیم [که از حقیقت توحید منحرف نشوند]، ولى آنها [هم] بخش مهمى از آنچه را به آنان تذکر داده شده بود، به دست فراموشى سپردند. از این رو در میان آنها تا روز قیامت دشمنى و کینه افکندیم. و خداوند در آینده آنها را از آنچه انجام داده‌اند، آگاه خواهد فرمود.///و از آنان که گفتند: ما به کیش عیسی هستیم عهد گرفتیم (که پیرو کتاب و رسول خدا باشند) آنان نیز از آنچه (در انجیل) پند داده شدند نصیب بزرگی را از دست دادند، ما هم (به کیفر عملشان) آتش جنگ و دشمنی را تا قیامت میان آنها افروختیم، و به زودی خدا آنها را بر (عاقبت بد) آنچه می‌کنند آگاه خواهد ساخت.///و از کسانی که گفتند ما مسیحی هستیم پیمان گرفتیم، آنگاه بخشی از آنچه به آنان پند داده بودند، فراموش کردند، سپس بین ایشان، تا روز قیامت دشمنی و کینه انداختیم، و خداوند به زودی آنان را [از نتیجه‌] آنچه کرده‌اند، آگاه می‌سازد///و از کسانی که ادعای نصرانیت (و یاری مسیح) داشتند (نیز) پیمان گرفتیم؛ ولی آنها قسمت مهمی را از آنچه به آنان تذکر داده شده بود فراموش کردند؛ از این رو در میان آنها، تا دامنه قیامت، عداوت و دشمنی افکندیم. و خداوند، (در قیامت) آنها را از آنچه انجام می‌دادند (و نتایج آن)، آگاه خواهد ساخت.///و از آنان که گفتند مائیم ترسایان گرفتیم پیمان ایشان را پس فراموش کردند بخشی را از آنچه یادآوری شدند بدان و برانگیختیم میان آنان دشمنی و کینه را تا روز قیامت و بزودی آگهیشان دهد خدا بدانچه بودند می‌ساختند///و برخی از کسانی که گفتند: «ما نصرانیانیم‌» از ایشان (نیز) پیمانشان را گرفتیم. پس بهره‌ای بس شایسته از آنچه را بدان یادآوری شده بودند به فراموشی سپردند. پس ما (هم) تا روز قیامت میانشان دشمنی و کینه‌توزی را درآمیختیم و به زودی خدا آنان را از آنچه می‌ساخته‌اند خبری بزرگ خواهد داد. quran_en_fa O people of the Book! There hath come to you our Messenger, revealing to you much that ye used to hide in the Book, and passing over much (that is now unnecessary): There hath come to you from Allah a (new) light and a perspicuous Book, - ای اهل کتاب! یقینا پیامبر ما به سوی شما آمد که بسیاری از آنچه را که شما از کتاب [تورات و انجیل درباره نشانه‌های او و قرآن] همواره پنهان می‌داشتید برای شما بیان می‌کند، و از بسیاری [از پنهان کاری‌های ناروای شما هم] درمی گذرد. بی تردید از سوی خدا برای شما نور و کتابی روشنگر آمده است.///ای اهل کتاب! یقینا پیامبر ما به سوی شما آمد که بسیاری از آنچه را که شما از کتاب [تورات و انجیل درباره نشانه‌های او و قرآن] همواره پنهان می‌داشتید برای شما بیان می‌کند، و از بسیاری [از پنهان کاری‌های ناروای شما هم] درمی گذرد. بی تردید از سوی خدا برای شما نور و کتابی روشنگر آمده است.///اى اهل کتاب، پیامبر ما نزد شما آمد تا بسیارى از کتاب خدا را که پنهان مى‌داشتید برایتان بیان کند و از بسیارى درگذرد، و از جانب خدا نورى و کتابى صریح و آشکار بر شما نازل شده است،///اى اهل کتاب! همانا فرستاده‌ى ما به سوى شما آمده است که بسیارى از حقایق کتاب آسمانى را که نهان مى‌کردید برایتان روشن سازد و [البته‌] از بسیارى مى‌گذرد. آرى، از جانب خدا نور و کتاب روشنگرى براى شما آمده است///اى اهل کتاب، پیامبر ما به سوى شما آمده است که بسیارى از چیزهایى از کتاب [آسمانى خود] را که پوشیده مى‌داشتید براى شما بیان مى‌کند، و از بسیارى [خطاهاى شما] درمى‌گذرد. قطعا براى شما از جانب خدا روشنایى و کتابى روشنگر آمده است.///اى اهل کتاب! پیامبر ما به سوى شما آمد و بسیارى از حقایق کتاب آسمانى را که شما پنهان مى‌داشتید، روشن مى‌سازد و از بسیارى از آن [که فعلا مورد نیاز نیست،] صرف‌نظر مى‌کند. به راستى از سوى خدا نور و کتابی روشنگر به سوى شما آمد.///ای اهل کتاب، تحقیقا رسول ما به سوی شما آمده که حقایق و احکام بسیاری از آنچه از کتاب آسمانی را پنهان می‌دارید برای شما بیان می‌کند و از سر بسیاری (از خطاهای شما) درمی‌گذرد. همانا از جانب خدا برای (هدایت) شما نوری (عظیم) و کتابی آشکار آمد.///ای اهل کتاب پیامبر ما به سوی شما آمده است، تا بسیاری از آنچه از کتاب آسمانی پنهان داشته‌اید، برای شما روشن سازد و از بسیاری [خطاهای شما] درگذرد، آری نور و کتابی روشنگر از خداوند به سوی شما آمده است‌///ای اهل کتاب! پیامبر ما، که بسیاری از حقایق کتاب آسمانی را که شما کتمان می‌کردید روشن می‌سازد، به سوی شما آمد؛ و از بسیاری از آن، (که فعلا افشای آن مصلحت نیست،) صرف نظر می‌نماید. (آری،) از طرف خدا، نور و کتاب آشکاری به سوی شما آمد.///ای اهل کتاب همانا بیامد شما را فرستاده‌ای که بیان می‌کند برای شما بیشی را از آنچه بودید نهان می‌داشتید از کتاب و درمی‌گذرد از بیشی همانا بیامد شما را از خدا پرتوی و نامه‌ای آشکارا///هان ای اهل کتاب! پیامبر (بسیار برجسته‌ی) ما به‌راستی سوی شما آمده است که بسیاری از چیزهایی از کتاب (آسمانی خود) را که پوشیده می‌داشته‌اید، برای شما بیان می‌کند و از بسیاری (هم در بیان وحیانی ویژه‌اش) چشم‌پوشی می‌نماید. بی‌گمان برایتان از جانب پروردگار (تان) نور و کتابی روشنگر آمده است. quran_en_fa Wherewith Allah guideth all who seek His good pleasure to ways of peace and safety, and leadeth them out of darkness, by His will, unto the light,- guideth them to a path that is straight. خدا به وسیله آن [نور و کتاب] کسانی را که از خشنودی او پیروی کنند به راه‌های سلامت راهنمایی می‌کند، و آنان را به توفیق خود از تاریکی‌ها [ی جهل، کفر، شرک و نفاق] به سوی روشنایی [معرفت، ایمان و عمل صالح] بیرون می‌آورد، و به جانب راه راست هدایت می‌کند.///خدا به وسیله آن [نور و کتاب] کسانی را که از خشنودی او پیروی کنند به راه‌های سلامت راهنمایی می‌کند، و آنان را به توفیق خود از تاریکی‌ها [ی جهل، کفر، شرک و نفاق] به سوی روشنایی [معرفت، ایمان و عمل صالح] بیرون می‌آورد، و به جانب راه راست هدایت می‌کند.///تا خدا بدان هر کس را که در پى خشنودى اوست به راه‌هاى سلامت هدایت کند و به فرمان خود از تاریکى به روشناییشان ببرد و آنان را به راه راست هدایت کند.///خدا هر کس را که در پى جلب رضاى اوست، به وسیله آن [کتاب‌] به راه‌هاى امن و سلامت رهنمون مى‌شود، و به خواست خود، آنها را از تاریکى‌ها به نور مى‌برد و به راهى راست هدایتشان مى‌کند///خدا هر که را از خشنودى او پیروى کند، به وسیله آن [کتاب‌] به راه‌هاى سلامت رهنمون مى‌شود، و به توفیق خویش، آنان را از تاریکیها به سوى روشنایى بیرون مى‌برد و به راهى راست هدایتشان مى‌کند.///خداوند به برکت آن، هر کسى را که در پى خشنودى وى باشد، به راه‌هاى بى‌گزند، راهنمایى مى‌کند و آنان را به اراده خویش از تاریکی‌ها به سوى روشنایى مى‌برد و آنها را به راه راست هدایت مى‌نماید.///خدا بدان کتاب هر کس را که از پی خشنودی او رود به راههای سلامت هدایت کند و آنان را از تاریکی‌های (جهل و گناه) بیرون آورد و به عالم نور داخل گرداند و به راه راست رهبری کند.///که خداوند در پرتو آن کسانی را که از رضای او پیروی می‌کنند به راههای امن و عافیت رهنمون می‌گردد، و آنان را به توفیق خویش از تاریکیها به سوی روشنایی بازمی‌برد و به راه راست هدایتشان می‌کند///خداوند به برکت آن، کسانی را که از خشنودی او پیروی کنند، به راه‌های سلامت، هدایت می‌کند؛ و به فرمان خود، از تاریکیها به سوی روشنایی می‌برد؛ و آنها را به سوی راه راست، رهبری می‌نماید.///هدایت می‌کند خدا بدان هر که را پیرو خوشنودی او باشد به راه‌های آشتی (و آرامش) و برون می‌برد ایشان را از تاریکیها به سوی روشنائی به اذن خود و رهبریشان می‌کند به راهی راست‌///خدا هر کس را که خشنودیش را پیروی کند، به وسیله‌ی آن (کتاب) به راه‌های سلامت رهنمون می‌شود و به اذن خویش، آنان را از تاریکی‌ها سوی روشنایی برون می‌برد و به راهی راست رهبریشان می‌کند. quran_en_fa In blasphemy indeed are those that say that Allah is Christ the son of Mary. Say: "Who then hath the least power against Allah, if His will were to destroy Christ the son of Mary, his mother, and all every - one that is on the earth? For to Allah belongeth the dominion of the heavens and the earth, and all that is between. He createth what He pleaseth. For Allah hath power over all things." مسلما آنان که گفتند: خدا همان مسیح، فرزند مریم است. یقینا کافر شده‌اند. بگو: اگر خدا بخواهد، مسیح و مادرش و تمام کسانی که در روی زمین اند، هلاک کند، چه کسی می‌تواند در برابر اراده و قدرت او بایستد؟ و مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو قرار دارد، فقط در سیطره خداست، هر چه را بخواهد می‌آفریند، و خدا بر هر کاری تواناست.///مسلما آنان که گفتند: خدا همان مسیح، فرزند مریم است. یقینا کافر شده‌اند. بگو: اگر خدا بخواهد، مسیح و مادرش و تمام کسانی که در روی زمین اند، هلاک کند، چه کسی می‌تواند در برابر اراده و قدرت او بایستد؟ و مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو قرار دارد، فقط در سیطره خداست، هر چه را بخواهد می‌آفریند، و خدا بر هر کاری تواناست.///آنان که گفتند که خدا همان مسیح پسر مریم است، کافر شدند. بگوى: چه کسى مى‌تواند عذاب خدا را دفع کند اگر اراده کند مسیح پسر مریم و مادرش و همه اهل زمین را به هلاکت رساند؟ از آن خداست فرمانروایى آسمانها و زمین و هر چه ما بین آنهاست. آنچه مى‌خواهد مى‌آفریند و بر هر چیز تواناست.///آنها که گفتند: خدا همان مسیح، پسر مریم است، مسلما کافر شدند. بگو: اگر خدا اراده کند که مسیح، پسر مریم و مادرش و هر کس را که در زمین است، جملگى به هلاکت رساند، چه کسى مى‌تواند دفاع کند؟ فرمانروایى آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست خاص خداوند است و ا///کسانى که گفتند: «خدا همان مسیح پسر مریم است» مسلما کافر شده‌اند. بگو: اگر [خدا] اراده کند که مسیح پسر مریم و مادرش و هر که را که در زمین است، جملگى به هلاکت رساند، چه کسى در مقابل خدا اختیارى دارد؟ فرمانروایى آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است از آن خداست. هر چه بخواهد مى‌آفریند، و خدا بر هر چیزى تواناست.///کسانى که گفتند: «خدا همان مسیح پسر مریم است.» [اینان] به یقین کافر شدند. بگو: «اگر خدا بخواهد مسیح پسر مریم و مادرش و همه‌ی کسانى را که روى زمین هستند، هلاک کند، چه کسى می‌تواند [از این کار] جلوگیرى کند؟! [آرى،] حکومت آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو قرار دارد، از آن خداست. هر چه بخواهد، مى‌آفریند، و او بر هر چیز تواناست.»///همانا آنان که گفتند: «خدا همان مسیح بن مریم است» کافر شدند. بگو (ای پیغمبر): کدام قدرت می‌تواند در برابر خدا کمترین مانعی ایجاد کند اگر خدا بخواهد عیسی بن مریم و مادرش و هر که در روی زمین است همه را هلاک گرداند؟ و ملک آسمانها و زمین و هر چه بین آنهاست همه از آن خداست، هر چه را بخواهد خلق می‌کند و او بر (ایجاد و هلاک) همه چیز تواناست.///به راستی کسانی که می‌گویند خدا همان مسیح بن مریم است، کافر شده‌اند، بگو اگر خداوند بخواهد مسیح بن مریم و مادرش و اهل زمین، همه را نابود کند، چه کسی می‌تواند او را بازدارد؟ و فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه مابین آنهاست از آن خداوند است، که هر چه بخواهد می‌آفریند، و خدا بر هر کاری تواناست‌///آنها که گفتند: «خدا، همان مسیح بن مریم است»، بطور مسلم کافر شدند؛ بگو: «اگر خدا بخواهد مسیح بن مریم و مادرش و همه کسانی را که روی زمین هستند هلاک کند، چه کسی می‌تواند جلوگیری کند؟ (آری،) حکومت آسمانها و زمین، و آنچه میان آن دو قرار دارد از آن خداست؛ هر چه بخواهد، می‌آفریند؛ (حتی انسانی بدون پدر، مانند مسیح؛) و او، بر هر چیزی تواناست.»///همانا کفر ورزیدند آنان که گفتند خدا او مسیح فرزند مریم است بگو که را دستی بر خدا است اگر خواهد نابود کند مسیح فرزند مریم و مادرش را و هر که در زمین است همگی و خدا را است فرمانروائی آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است می‌آفرد هرچه خواهد و خدا است بر هر چیز توانا///بی‌گمان کسانی که گفتند: «خدا، همو مسیح پسر مریم است‌» (که توحیدشان در خدایی مسیح است) بی‌چون کافر شدند. بگو: «اگر (خدا) اراده کند که مسیح پسر مریم و مادرش و هر که در زمین است جملگی را به هلاکت رساند، پس چه‌کس از سوی خدا اختیاری دارد؟ حال آنکه فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است تنها از آن خداست‌؛ هر چه بخواهد می‌آفریند و خدا بر هر چیزی بسی تواناست.» quran_en_fa (Both) the Jews and the Christians say: "We are sons of Allah, and his beloved." Say: "Why then doth He punish you for your sins? Nay, ye are but men,- of the men he hath created: He forgiveth whom He pleaseth, and He punisheth whom He pleaseth: and to Allah belongeth the dominion of the heavens and the earth, and all that is between: and unto Him is the final goal (of all)" و یهود و نصاری گفتند: ما پسران خدا و دوستان اوییم. بگو: [اگر گفتار شما درست است] پس چرا خدا شما را به گناهانتان عذاب می‌کند؟ بلکه شما هم بشری هستید از مخلوقاتی که خدا آفریده است. هر که را بخواهد می‌آمرزد، و هر که را بخواهد عذاب می‌کند. و مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو قرار دارد، فقط در سیطره خداست، و بازگشت به سوی اوست.///و یهود و نصاری گفتند: ما پسران خدا و دوستان اوییم. بگو: [اگر گفتار شما درست است] پس چرا خدا شما را به گناهانتان عذاب می‌کند؟ بلکه شما هم بشری هستید از مخلوقاتی که خدا آفریده است. هر که را بخواهد می‌آمرزد، و هر که را بخواهد عذاب می‌کند. و مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو قرار دارد، فقط در سیطره خداست، و بازگشت به سوی اوست.///یهودیان و مسیحیان گفتند که ما فرزندان و دوستان خدا هستیم. بگوى: پس چرا شما را به پاداش گناهانتان عذاب مى‌کند؟ بلکه شما انسانهایى از جمله آفریدگان هستید. هر کس را که بخواهد مى‌آمرزد و هر کس را که بخواهد عذاب مى‌کند و از آن خداست فرمانروایى آسمانها و زمین و آنچه در میان آنهاست و بازگشت همه به اوست.///و یهود و نصارا گفتند: ما پسران خدا و دوستان [ویژه‌ى‌] او هستیم. بگو: پس چرا او شما را به کیفر گناهانتان عذاب مى‌کند؟ بلکه شما هم بشرى از آنهایى هستید که آفریده است. او هر که را بخواهد مى‌بخشد و هر که را بخواهد عذاب مى‌کند و حکومت آسمان‌ها و زمین و آن///و یهودان و ترسایان گفتند: «ما پسران خدا و دوستان او هستیم.» بگو: «پس چرا شما را به [کیفر] گناهانتان عذاب مى‌کند؟ عنه،] بلکه شما [هم‌] بشرید از جمله کسانى که آفریده است. هر که را بخواهد مى‌آمرزد، و هر که را بخواهد عذاب مى‌کند، و فرمانروایى آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو مى‌باشد از آن خداست، و بازگشت [همه‌] به سوى اوست.»///یهودیان و مسیحیان گفتند: «ما فرزندان خدا و دوستان او هستیم.» بگو: «پس چرا شما را در برابر گناهانتان مجازات مى‌کند؟ بلکه شما هم انسانى هستید از آفریده‌های او. هر کس را بخواهد [و شایسته ببیند]، مى‌بخشد و هر کس را بخواهد [و سزاوار باشد] مجازات مى‌کند. و حکومت آسمان‌ها و زمین و آنچه در میان آنهاست، از آن اوست. و بازگشت [همه] به سوى اوست.»///یهود و نصاری گفتند: ما پسران خدا و دوستان اوییم. بگو (ای پیغمبر): اگر چنین است پس او چرا شما را به گناهانتان عذاب می‌کند؟ بلکه شما هم بشری هستید از آنها که خدا خلق کرده، هر که را بخواهد می‌بخشد و هر که را بخواهد عذاب می‌کند، و فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه بین آنها است از آن خداست و بازگشت همه به سوی اوست.///و یهودیان و مسیحیان گفتند ما پسران خدا و دوستان او هستیم، بگو پس چرا شما را به خاطر گناهانتان عذاب می‌کند، آری شما هم انسانهایی هستید از همان دست که آفریده است، هرکس را که بخواهد می‌آمرزد و هرکس را که بخواهد عذاب می‌کند، و فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه در میان آنهاست از آن خداوند است، و سیر بازگشت به سوی اوست‌///یهود و نصاری گفتند: «ما، فرزندان خدا و دوستان (خاص) او هستیم.» بگو: «پس چرا شما را در برابر گناهانتان مجازات می‌کند؟! بلکه شما هم بشری هستید از مخلوقاتی که آفریده؛ هر کس را بخواهد (و شایسته بداند)، می‌بخشد؛ و هر کس را بخواهد (و مستحق بداند)، مجازات می‌کند؛ و حکومت آسمانها و زمین و آنچه در میان آنهاست، از آن اوست؛ و بازگشت همه موجودات، به سوی اوست.»///گفتند جهودان و ترسایان مائیم فرزندان خدا و دوستان او بگو پس چرا عذاب کند شما را به گناهانتان بلکه شمائید بشری از آنکه بیافرید بیامرزد برای هر که خواهد و عذاب کند هر که را خواهد و از آن خدا است پادشاهی آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است و به سوی او است بازگشت‌///و یهودیان و نصرانیان گفتند: «ما پسران و دوستان خداییم.» بگو: «پس چرا خدا شما را به (کیفر) گناهانتان عذابتان می‌کند؟ (نه،) بلکه شما (هم) بشری هستید از جمله‌ی آفریدگان.» (خدا) برای هر که بخواهد می‌پوشاند و هر که را بخواهد عذاب می‌کند و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است تنها از خداست و بازگشت (همه) تنها سوی اوست. quran_en_fa O People of the Book! Now hath come unto you, making (things) clear unto you, Our Messenger, after the break in (the series of) our messengers, lest ye should say: "There came unto us no bringer of glad tidings and no warner (from evil)": But now hath come unto you a bringer of glad tidings and a warner (from evil). And Allah hath power over all things. ای اهل کتاب! بی تردید رسول ما پس از روزگار فترت و خلأ پیامبران به سوی شما آمد [و آنچه را مورد نیاز دنیا و آخرت شماست] برای شما بیان می‌کند که [روز قیامت در پیشگاه خدا] نگویید: برای ما هیچ مژده دهنده و بیم رسانی نیامد، یقینا مژده دهنده و بیم رسان به سویتان آمد؛ وخدا بر هر کاری تواناست.///ای اهل کتاب! بی تردید رسول ما پس از روزگار فترت و خلأ پیامبران به سوی شما آمد [و آنچه را مورد نیاز دنیا و آخرت شماست] برای شما بیان می‌کند که [روز قیامت در پیشگاه خدا] نگویید: برای ما هیچ مژده دهنده و بیم رسانی نیامد، یقینا مژده دهنده و بیم رسان به سویتان آمد؛ وخدا بر هر کاری تواناست.///اى اهل کتاب فرستاده ما در دورانى که پیامبرانى نبودند مبعوث شد تا حق را بر شما آشکار کند و نگویید که مژده‌دهنده و بیم‌دهنده‌اى بر ما مبعوث نشده است. اینک آن مژده‌دهنده و بیم‌دهنده آمده است و خدا بر هر چیز تواناست.///اى اهل کتاب! رسول ما پس از فاصله زمانى او با پیامبران به سوى شما آمد که حق را براى شما بیان کند، تا نگویید براى ما مژده‌رسان و هشدار دهنده‌اى نیامد پس [اینک‌] بشیر و نذیر به سوى شما آمد، و خدا بر هر چیزى تواناست///اى اهل کتاب، پیامبر ما به سوى شما آمده که در دوران فترت رسولان [حقایق را] براى شما بیان مى‌کند، تا مبادا [روز قیامت‌] بگویید: «براى ما بشارتگر و هشداردهنده‌اى نیامد.» پس قطعا براى شما بشارتگر و هشداردهنده‌اى آمده است. و خدا بر هر چیزى تواناست.///اى اهل کتاب! به راستی رسول ما پس از فاصله‌اى میان فرستادگان، به سوى شما آمد در حالى که حقایق را براى شما بیان مى‌کند تا مبادا بگویید: «نه بشارت‌دهنده‌اى به سوى ما آمد و نه بیم‌دهنده‌اى.» [هم اکنون،] بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده به سوى شما آمد و خداوند بر همه چیز تواناست.///ای اهل کتاب، تحقیقا رسول ما به سوی شما آمد که برای شما (حقایق دین را) بیان می‌کند در روزگاری که پیغمبری نبود، تا نگویید: رسولی که بشارت و بیم (به ثواب و عقاب) دهد بر ما نیامد. پس آن رسول بشارت ده و بیم‌آور به سوی شما آمد؛ و خدا بر هر چیز تواناست.///ای اهل کتاب پیامبر ما به سوی شما آمده است و پس از عصر [انقطاع وحی و] فترت پیامبران [احکام او را] برای شما روشن می‌سازد، تا مگویید که نه پیامبر مژده‌آور و نه هشداردهنده‌ای به سوی ما آمد، آری پیامبر مژده‌آور و هشداردهنده‌ای به سوی شما آمد، و خداوند بر هر کاری تواناست‌///ای اهل کتاب! رسول ما، پس از فاصله و فترتی میان پیامبران، به سوی شما آمد؛ در حالی که حقایق را برای شما بیان می‌کند؛ تا مبادا (روز قیامت) بگویید: «نه بشارت دهنده‌ای به سراغ ما آمد، و نه بیم دهنده‌ای»! (هم اکنون، پیامبر) بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده، به سوی شما آمد! و خداوند بر همه چیز تواناست.///ای اهل کتاب همانا بیامد شما را فرستاده ما بیان می‌کند برای شما پس از فترتی از پیمبران تا نگوئید نیامد ما را امیددهنده و بیم‌دهنده همانا آمد شما را نویددهنده‌ای و ترساننده‌ای و خدا است بر همه چیز توانا///هان ای اهل کتاب! بی‌گمان پیامبرمان سویتان آمده که در حالت فترت رسولان (تمام حقایق را) برای شما بیان می‌کند تا مبادا بگویید: «برای ما هیچ بشارتگر و هشداردهنده‌ای نیامد.» پس همانا برای شما بشارتگر و هشداردهنده‌ای آمده و خدا بر هر چیزی تواناست. quran_en_fa Remember Moses said to his people: "O my people! Call in remembrance the favour of Allah unto you, when He produced prophets among you, made you kings, and gave you what He had not given to any other among the peoples. و [یاد کنید] هنگامی که موسی به قومش گفت: ای قوم من! نعمت خدا را بر خود یاد کنید، آن گاه که در میان شما پیامبرانی قرار داد، و شما را حاکمان و فرمانروایان ساخت، و به شما نعمت‌های ویژه‌ای داد که به هیچ یک از جهانیان نداد.///و [یاد کنید] هنگامی که موسی به قومش گفت: ای قوم من! نعمت خدا را بر خود یاد کنید، آن گاه که در میان شما پیامبرانی قرار داد، و شما را حاکمان و فرمانروایان ساخت، و به شما نعمت‌های ویژه‌ای داد که به هیچ یک از جهانیان نداد.///و موسى به قوم خود گفت: اى قوم من، نعمتى را که خدا بر شما ارزانى داشته است یاد کنید، که از میان شما پیامبران پدید آورد و شما را صاحبان اختیار خویش گردانید و به شما چیزهایى عنایت کرد که به هیچ یک از مردم جهان عنایت نکرده است.///و آن‌گاه که موسى به قوم خود گفت: اى قوم من! نعمت خدا را بر خود یاد کنید، آن‌گاه که در میان شما پیامبرانى قرار داد و شما را حاکم و صاحب اختیار خود کرد و به شما چیزهایى داد که به هیچ کس از جهانیان نداده بود///و [یاد کن‌] زمانى را که موسى به قوم خود گفت: «اى قوم من، نعمت خدا را بر خود یاد کنید، آنگاه که در میان شما پیامبرانى قرار داد، و شما را پادشاهانى ساخت، و آنچه را که به هیچ کس از جهانیان نداده بود، به شما داد.»///و [به یاد آورید] هنگامى که موسى به قوم خود گفت: «اى قوم من! نعمت خدا را بر خود یادآور شوید هنگامى که در میان شما پیامبرانى گماشت و شما را صاحب اختیار خود قرار داد و به شما چیزهایى بخشید که به هیچ یک از جهانیان نداده بود.///و (یاد کن) هنگامی که موسی به قوم خود گفت: ای قوم، نعمت خدا را به خاطر آرید آن گاه که در میان شما پیغمبران فرستاد و شما را پادشاهی داد و به شما آنچه را که به هیچ یک از اهل عالم نداد عطا کرد.///و چنین بود که موسی به قومش گفت ای قوم من، نعمت خدا را بر خود به یاد آورید که در میان شما پیامبرانی برانگیخت و [بعضی از] شما را پادشاه ساخت، و به شما چیزهایی بخشید که به هیچ‌کس از جهانیان نداده است‌///(به یاد آورید) هنگامی را که موسی به قوم خود گفت: «ای قوم من! نعمت خدا را بر خود متذکر شوید هنگامی که در میان شما، پیامبرانی قرار داد؛ (و زنجیر بندگی و اسارت فرعونی را شکست) و شما را حاکم و صاحب اختیار خود قرار داد؛ و به شما چیزهایی بخشید که به هیچ یک از جهانیان نداده بود!///و هنگامی که گفت موسی به قوم خود ای قوم من یاد آرید نعمت خدا را بر شما هنگامی که قرار داد در شما پیمبرانی و گردانید شما را پادشاهانی و ارزانی داشت به شما آنچه را نداد به کسی از جهانیان‌///و چون موسی به قوم خود گفت: «ای قوم من! نعمت خدا را بر خودتان یاد کنید، آن‌گاه که در میان شما پیامبرانی برجسته قرارداد و شما را مالکان خود ساخت (و از بندگی فرعون نجاتتان داد) و آنچه را که به هیچ‌کس از جهانیان نداده بود به شما داد.» quran_en_fa "O my people! Enter the holy land which Allah hath assigned unto you, and turn not back ignominiously, for then will ye be overthrown, to your own ruin." ای قوم من! به سرزمین مقدسی که خدا برایتان مقرر فرموده در آیید و [به گناه، عصیان، سرپیچی از فرمان‌ها و احکام حق] بازنگردید که زیانکار می‌شوید.///ای قوم من! به سرزمین مقدسی که خدا برایتان مقرر فرموده در آیید و [به گناه، عصیان، سرپیچی از فرمان‌ها و احکام حق] بازنگردید که زیانکار می‌شوید.///اى قوم من، به زمین مقدسى که خدا برایتان مقرر کرده است داخل شوید و بازپس‌مگردید که زیان‌دیده باز مى‌گردید.///اى قوم من! به سرزمین مقدسى که خدا براى شما مقرر داشته وارد شوید و به عقب باز نگردید که زیانکار مى‌گردید/// «اى قوم من، به سرزمین مقدسى که خداوند براى شما مقرر داشته است درآیید، و به عقب بازنگردید که زیانکار خواهید شد.»///اى قوم من! به سرزمین مقدسى که خداوند براى شما مقرر داشته، وارد شوید و به پشت سر خود بازنگردید که زیانکار خواهید شد.»///ای قوم، به سرزمین مقدسی که خدا سرنوشت شما کرد داخل شوید و پشت (به حکم خدا) مکنید، که زیانکار می‌شوید.///ای قوم من وارد سرزمین مقدسی شوید که خداوند برایتان مقرر داشته است، و پشت مکنید که زیانکار خواهید شد///ای قوم! به سرزمین مقدسی که خداوند برای شما مقرر داشته، وارد شوید! و به پشت سر خود بازنگردید (و عقب گرد نکنید) که زیانکار خواهید بود!»///ای قوم من اندر آئید سرزمین مقدسی را که خدا برای شما نوشت و برنگردید بر پشتهای خود تا بازگردید زیانکاران‌///«ای قوم من! به سرزمین مقدسی که خدا برایتان مقرر داشته درآیید و بر گذشته‌هاتان بازنگردید که (این خود) بازگشتی زیان‌بار است.» quran_en_fa They said: "O Moses! In this land are a people of exceeding strength: Never shall we enter it until they leave it: if (once) they leave, then shall we enter." گفتند: ای موسی! مسلما در آنجا مردمی زورگو و ستم‌گر قرار دارند، و ما هرگز وارد آنجا نمی‌شویم تا آنان از آنجا بیرون روند، پس اگر از آنجا بیرون روند البته ما وارد خواهیم شد.///گفتند: ای موسی! مسلما در آنجا مردمی زورگو و ستم‌گر قرار دارند، و ما هرگز وارد آنجا نمی‌شویم تا آنان از آنجا بیرون روند، پس اگر از آنجا بیرون روند البته ما وارد خواهیم شد.///گفتند: اى موسى، در آنجا مردمى جبارند و ما به آن سرزمین درنیاییم تا آنگاه که آن جباران بیرون شوند. اگر آنان از آن سرزمین بیرون شوند، بدان داخل شویم.///گفتند: اى موسى! همانا در آن جا قومى زورمند و ستمگرند و تا آنها از آن جا بیرون نروند ما هرگز داخل آن نمى‌شویم اگر از آن جا بیرون روند ما وارد خواهیم شد///گفتند: «اى موسى، در آنجا مردمى زورمندند و تا آنان از آنجا بیرون نروند ما هرگز وارد آن نمى‌شویم. پس اگر از آنجا بیرون بروند ما وارد خواهیم شد.»///گفتند: «اى موسى! در آن [دیار] گروهى زورمند و ستمگرند و ما هرگز وارد آن نمى‌شویم تا آنها خارج شوند. اگر آنها از آن خارج شوند، ما وارد خواهیم شد!»///گفتند: ای موسی، در آن سرزمین مقدس گروهی مقتدر و قاهر و ستمکار هستند و هرگز تا آن‌ها از آنجا بیرون نشوند ما داخل نخواهیم شد، هر گاه آنان بیرون شدند ما داخل می‌شویم.///گفتند ای موسی در آنجا قوم زورمند و ستمگری هستند، و مادام که آنان بیرون نرفته‌اند، ما وارد آنجا نخواهیم شد، و چون از آن بیرون شدند، ما به درون خواهیم رفت‌///گفتند: «ای موسی! در آن (سرزمین)، جمعیتی (نیرومند و) ستمگرند؛ و ما هرگز وارد آن نمی‌شویم تا آنها از آن خارج شوند؛ اگر آنها از آن خارج شوند، ما وارد خواهیم شد!»///گفتند ای موسی همانا در آنند گروهی سرکش و هرگز ما در آن نرویم تا برون آیند از آن سپس گاهی که برون آمدند از آن مائیم درآیندگان‌///گفتند: «ای موسی! در آنجا مردمی زورمند ستم‌پیشه‌اند و تا آنان از آنجا بیرون نروند ما هرگز داخل آن نمی‌شویم. پس اگر آنان از آنجا بیرون روند ما (هم) بی‌چون (به آنجا) وارد می‌شویم.» quran_en_fa (But) among (their) Allah-fearing men were two on whom Allah had bestowed His grace: They said: "Assault them at the (proper) Gate: when once ye are in, victory will be yours; But on Allah put your trust if ye have faith." دو مرد از کسانی که [از خدا] می‌ترسیدند و خدا به هر دو نعمت [معرفت، ایمان و شهامت] داده بود، گفتند: از این دروازه به آنان یورش برید، چون به آنجا درآیید یقینا پیروزید؛ و اگر مؤمن هستید بر خدا توکل کنید.///دو مرد از کسانی که [از خدا] می‌ترسیدند و خدا به هر دو نعمت [معرفت، ایمان و شهامت] داده بود، گفتند: از این دروازه به آنان یورش برید، چون به آنجا درآیید یقینا پیروزید؛ و اگر مؤمن هستید بر خدا توکل کنید.///دو مرد از آنان که پرهیزگارى پیشه داشتند و خدا نعمتشان عطا کرده بود گفتند: از این دروازه بر آنان داخل شوید؛ و چون به شهر درآمدید شما پیروز خواهید شد. و بر خدا توکل کنید اگر از مؤمنان هستید.///دو نفر از مردانى که از خدا مى‌ترسیدند و خدایشان به آنها نعمت [عقل و ایمان‌] داده بود، گفتند: از آن دروازه بر آنها وارد شوید، که اگر از آن جا وارد شدید، قطعا پیروز خواهید شد، و بر خدا توکل کنید اگر ایمان دارید///دو مرد از [زمره‌] کسانى که [از خدا] مى‌ترسیدند و خدا به آنان نعمت داده بود، گفتند: «از آن دروازه بر ایشان [بتازید و] وارد شوید؛ که اگر از آن، درآمدید قطعا پیروز خواهید شد، و اگر مؤمنید، به خدا توکل کنید.»///[ولى] دو نفر از مردان خداترس که خداوند به آنها نعمت داده بود گفتند: «شما از دروازه [شهر بر آنان] یورش برید، همین که وارد شدید، پیروز خواهید شد. و بر خدا توکل کنید، اگر ایمان دارید.»///دو نفر مرد خدا ترس (یوشع و کالب) که مورد لطف خدا بودند گفتند: شما بر آنها از این در درآیید، چون در آمدید آن گاه محققا (بر آنها) غالب خواهید شد، و بر خدا توکل کنید اگر به او گرویده‌اید.///و دو مرد از پرواپیشگان که خداوند بر آنها لطف و انعام کرده بود، گفتند [بی‌باکانه‌] بر آنان از دروازه وارد شوید و چون وارد شدید پیروز خواهید شد و اگر مؤمن هستید بر خداوند توکل کنید///(ولی) دو نفر از مردانی که از خدا می‌ترسیدند، و خداوند به آنها، نعمت (عقل و ایمان و شهامت) داده بود، گفتند: «شما وارد دروازه شهر آنان شوید! هنگامی که وارد شدید، پیروز خواهید شد. و بر خدا توکل کنید اگر ایمان دارید!»///گفتند دو تن از آنان که می‌ترسیدند و خدا بر ایشان انعام کرده بود درآئید بر ایشان درگاه را که هرگاه درون شدید همانا شمائید پیروزمندان و بر خدا تکیه کنید اگر هستید مؤمنان‌///دو مرد از (زمره‌ی) کسانی که (از خدا) می‌هراسیدند (و) خدا به آنان نعمت داده بود گفتند: «از آن دروازه (ناگهان) بر ایشان درآیید که اگر از آن داخل شدید، بی‌گمان پیروزمند خواهید شد. و اگر مؤمن بوده‌اید پس بر خدا توکل کنید.» quran_en_fa They said: "O Moses! while they remain there, never shall we be able to enter, to the end of time. Go thou, and thy Lord, and fight ye two, while we sit here (and watch)." گفتند: ای موسی! تا آنان در آنجایند، ما هرگز وارد آنجا نخواهیم شد، پس تو و پروردگارت بروید [با آنان] بجنگید که ما [تا پایان کار] در همین جا نشسته‌ایم.///گفتند: ای موسی! تا آنان در آنجایند، ما هرگز وارد آنجا نخواهیم شد، پس تو و پروردگارت بروید [با آنان] بجنگید که ما [تا پایان کار] در همین جا نشسته‌ایم.///گفتند: اى موسى، تا وقتى که جباران در آنجایند هرگز بدان شهر داخل نخواهیم شد. ما اینجا مى‌نشینیم، تو و پروردگارت بروید و نبرد کنید.///[بنى اسرائیل‌] گفتند: اى موسى! تا وقتى که آنها در آن [سرزمین‌] هستند ما هرگز پاى در آن ننهیم، پس تو و پروردگارت بروید و بجنگید که ما همین جا نشسته‌ایم///گفتند: «اى موسى، تا وقتى آنان در آن [شهر] ند ما هرگز پاى در آن ننهیم. تو و پروردگارت برو [ید] و جنگ کنید که ما همین جا مى‌نشینیم.»///[بنى‌اسرائیل] گفتند: «اى موسى! تا آنها در آنجا هستند، ما هرگز وارد آن نخواهیم شد. تو و پروردگارت بروید و بجنگید، ما همین جا نشسته‌ایم!»///باز قوم گفتند: ای موسی، هرگز ما در آنجا مادامی که آنها باشند ابدا در نیاییم، پس تو برو به اتفاق پروردگارت با آنها قتال کنید ما اینجا خواهیم نشست.///گفتند ای موسی مادام که آنان در آنجا هستند ما هرگز وارد نخواهیم شد، تو با پروردگارت بروید و بجنگید ما در اینجا برکنار می‌مانیم‌///(بنی اسرائیل) گفتند: «ای موسی! تا آنها در آنجا هستند، ما هرگز وارد نخواهیم شد! تو و پروردگارت بروید و (با آنان) بجنگید، ما همینجا نشسته‌ایم»!///گفتند ای موسی هرگز در آن نشویم هیچگاه تا آنان در آنند پس برو تو و پروردگار خود و نبرد کنید که مائیم در اینجا نشستگان‌///گفتند: «ای موسی! تا هنگامی که آنان در آن (شهر) هستند ما بی‌گمان هرگز پای در آن ننهیم، پس تو برو و (با) پروردگارت با آنها جنگ کنید، ما همواره همین‌جا نشستگانیم.» quran_en_fa He said: "O my Lord! I have power only over myself and my brother: so separate us from this rebellious people!" [موسی] گفت: پروردگارا! من جز بر خود و برادرم تسلطی ندارم، پس میان ما و این گروه نافرمان و بدکار جدایی انداز.///[موسی] گفت: پروردگارا! من جز بر خود و برادرم تسلطی ندارم، پس میان ما و این گروه نافرمان و بدکار جدایی انداز.///گفت: اى پروردگار من، من تنها مالک نفس خویش و برادرم هستم. میان من و این مردم نافرمان جدایى بینداز.///[موسى‌] گفت: پروردگارا! من جز اختیار خود و برادر خویش را ندارم پس میان ما و این قوم نافرمان جدایى افکن/// [موسى‌] گفت: «پروردگارا! من جز اختیار شخص خود و برادرم را ندارم؛ پس میان ما و میان این قوم نافرمان جدایى بینداز.///[موسى] گفت: «پروردگارا! من تنها اختیار خودم و برادرم را دارم. میان ما و این قوم نافرمان بدکار جدایى انداز!»///موسی گفت: خدایا، من جز بر خود و برادرم مالک و فرمانروا نیستم، پس تو میان ما و این قوم فاسق جدایی انداز.///موسی گفت پروردگارا من جز بر خود و برادرم دست ندارم، بین ما و قوم نافرمان جدایی بیفکن‌///(موسی) گفت: «پروردگارا! من تنها اختیار خودم و برادرم را دارم، میان ما و این جمعیت گنهکار، جدایی بیفکن!»///گفت پروردگارا مالک نیستم من جز خود و برادرم را پس جدائی افکن میان ما و گروه نافرمانان‌///(موسی) گفت: «پروردگارم! من جز اختیار شخص خود و برادرم را (در رسالت) ندارم، پس میان ما و میان این قوم نافرمان جدایی بیفکن.» quran_en_fa Allah said: "Therefore will the land be out of their reach for forty years: In distraction will they wander through the land: But sorrow thou not over these rebellious people. [خدا] فرمود: این سرزمین مقدس [به کیفر نافرمانی از خواسته‌های حق] تا چهل سال بر آنان حرام شد، همواره در طول این مدت در زمین [سینا] سرگردان خواهند بود، پس بر این گروه نافرمان وبدکار غمگین مباش.///[خدا] فرمود: این سرزمین مقدس [به کیفر نافرمانی از خواسته‌های حق] تا چهل سال بر آنان حرام شد، همواره در طول این مدت در زمین [سینا] سرگردان خواهند بود، پس بر این گروه نافرمان وبدکار غمگین مباش.///خدا گفت: ورود به آن سرزمین به مدت چهل سال برایشان حرام شد و در آن بیابان سرگردان خواهند ماند. پس براى این نافرمانان اندوهگین مباش.///[خدا] فرمود: این سرزمین [مقدس‌] تا چهل سال بر آنها ممنوع شد. آنها در این بیابان‌ها سرگردان خواهند ماند پس تو بر این قوم نافرمان اندوه مخور/// [خدا به موسى‌] فرمود: «[ورود به‌] آن [سرزمین‌] چهل سال بر ایشان حرام شد، [که‌] در بیابان سرگردان خواهند بود. پس تو بر گروه نافرمانان اندوه مخور.»///خداوند فرمود: «این سرزمین [مقدس]، تا چهل سال بر آنها ممنوع است. پیوسته در زمین سرگردان خواهند بود. پس بر این گروه نافرمان دریغ مخور!»///خدا گفت: (چون مخالفت امر کردند) شهر را بر آنها حرام کرده، چهل سال بایستی در بیابان حیران و سرگردان باشند، پس تو بر این گروه فاسق متأسف و اندوهگین مباش.///فرمود در این صورت [ورود به‌] آن سرزمین چهل سال بر آنان حرام است که در بیابانها سرگشته باشند، پس بر نافرمانان دریغ مخور///خداوند (به موسی) فرمود: «این سرزمین (مقدس)، تا چهل سال بر آنها ممنوع است (و به آن نخواهند رسید)؛ پیوسته در زمین (در این بیابان)، سرگردان خواهند بود؛ و در باره (سرنوشت) این جمعیت گنهکار، غمگین مباش!»///گفت همانا آن حرام است بر ایشان چهل سال سرگردان مانند در زمین پس دریغ نخور بر گروه نافرمانان‌///(خدا به موسی) فرمود: «پس (ورود به) آن سرزمین بی‌گمان چهل سال بر ایشان حرام گشت (و) از آن محرومند حال آنکه در زمین (شان) سرگردان خواهند بود. پس تو بر گروه نافرمانان اندوه مخور.» quran_en_fa Recite to them the truth of the story of the two sons of Adam. Behold! they each presented a sacrifice (to Allah): It was accepted from one, but not from the other. Said the latter: "Be sure I will slay thee." "Surely," said the former, "Allah doth accept of the sacrifice of those who are righteous. وداستان دو پسر آدم را [که سراسر پند و عبرت است] به درستی و راستی بر آنان بخوان، هنگامی که هر دو نفر با انجام کار نیکی به پروردگار تقرب جستند، پس از یکی پذیرفته شد، و از دیگری پذیرفته نشد. [برادری که عملش پذیرفته نشد از روی حسد و خودخواهی به برادرش] گفت: بی تردید تو را می‌کشم. [او] گفت: خدا فقط از پرهیزکاران می‌پذیرد.///وداستان دو پسر آدم را [که سراسر پند و عبرت است] به درستی و راستی بر آنان بخوان، هنگامی که هر دو نفر با انجام کار نیکی به پروردگار تقرب جستند، پس از یکی پذیرفته شد، و از دیگری پذیرفته نشد. [برادری که عملش پذیرفته نشد از روی حسد و خودخواهی به برادرش] گفت: بی تردید تو را می‌کشم. [او] گفت: خدا فقط از پرهیزکاران می‌پذیرد.///و داستان راستین دو پسر آدم را بر ایشان بخوان، آنگاه که قربانیى کردند. از یکیشان پذیرفته آمد و از دیگرى پذیرفته نشد. گفت: تو را مى‌کشم. گفت: خدا قربانى پرهیزگاران را مى‌پذیرد.///و داستان دو فرزند آدم را به حق [به عنوان یک واقعه‌] بر آنها بخوان، آن‌گاه که قربانى پیش بردند. پس، از یکى پذیرفته شد و از دیگرى پذیرفته نشد. [قابیل‌] گفت: حتما تو را خواهم کشت. [هابیل‌] گفت: خدا فقط از پرهیزکاران مى‌پذیرد///و داستان دو پسر آدم را به درستى بر ایشان بخوان، هنگامى که [هر یک از آن دو،] قربانیى پیش داشتند. پس، از یکى از آن دو پذیرفته شد و از دیگرى پذیرفته نشد. [قابیل‌] گفت: «حتما تو را خواهم کشت.» [هابیل‌] گفت: «خدا فقط از تقواپیشگان مى‌پذیرد.»///و داستان دو فرزند آدم را به درستى بر آنها بخوان. هنگامى که هر کدام کارى براى نزدیکى [به پروردگار] انجام دادند، اما از یکى پذیرفته شد و از دیگرى پذیرفته نشد. [قابیل که عملش مردود شده بود، به برادرش هابیل] گفت: «من تو را خواهم کشت.» [هابیل] گفت: «[من چه گناهى دارم؟] خدا تنها از پرهیزکاران می‌پذیرد!///و بخوان بر آنها به حقیقت حکایت دو پسر آدم (قابیل و هابیل) را، که چون تقرب به قربانی جستند از یکی پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد. (قابیل به برادرش هابیل) گفت: البته تو را خواهم کشت. (هابیل) گفت: بی‌تردید خدا (قربانی را) از متقیان خواهد پذیرفت.///و بر آنان داستان دو پسر آدم را به راستی و درستی بخوان، که چون قربانی‌ای عرضه داشتند، از یکی از آنها پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد، [قابیل به هابیل‌] گفت تو را خواهم کشت، گفت خداوند تنها از پرهیزگاران می‌پذیرد///و داستان دو فرزند آدم را بحق بر آنها بخوان: هنگامی که هر کدام، کاری برای تقرب (به پروردگار) انجام دادند؛ اما از یکی پذیرفته شد، و از دیگری پذیرفته نشد؛ (برادری که عملش مردود شده بود، به برادر دیگر) گفت: «به خدا سوگند تو را خواهم کشت!» (برادر دیگر) گفت: «(من چه گناهی دارم؟ زیرا) خدا، تنها از پرهیزگاران می‌پذیرد!///و بخوان بر ایشان داستان فرزندان آدم را به حق هنگامی که قربان کردند پس پذیرفته شد از یکیشان و پذیرفته نشد از دیگری گفت همانا می‌کشمت گفت جز این نیست که می‌پذیرد خدا از پرهیزکاران‌///و خبر دو پسر آدم را به تمامی حقیقت بر ایشان بخوان. چون (هر یک از آن دو) قربانی‌ای پیش‌کش داشتند، پس از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد. (قابیل) گفت: «بی‌چون و بی‌امان تو را خواهم کشت.» (هابیل) گفت: «خدا بی‌گمان تنها از تقواپیشگان می‌پذیرد؛» quran_en_fa "If thou dost stretch thy hand against me, to slay me, it is not for me to stretch my hand against thee to slay thee: for I do fear Allah, the cherisher of the worlds. مسلما اگر تو برای کشتن من دستت را دراز کنی، من برای کشتن تو دستم را دراز نمی‌کنم؛ زیرا از خدا پروردگار جهانیان می‌ترسم.///مسلما اگر تو برای کشتن من دستت را دراز کنی، من برای کشتن تو دستم را دراز نمی‌کنم؛ زیرا از خدا پروردگار جهانیان می‌ترسم.///اگر تو بر من دست گشایى و مرا بکشى، من بر تو دست نگشایم که تو را بکشم. من از خدا که پروردگار جهانیان است مى‌ترسم.///اگر تو براى کشتن من دست دراز کنى، من هرگز به قتل تو دست نمى‌گشایم، همانا من از پروردگار عالمیان مى‌ترسم/// «اگر دست خود را به سوى من دراز کنى تا مرا بکشى، من دستم را به سوى تو دراز نمى‌کنم تا تو را بکشم، چرا که من از خداوند، پروردگار جهانیان مى‌ترسم.»///اگر تو براى کشتن من دست دراز کنى، من دست به قتل تو دراز نمی‌کنم، چون از پروردگار جهانیان می‌ترسم.///سوگند که اگر تو به کشتن من دست برآوری من هرگز به کشتن تو دست دراز نخواهم کرد، که من از خدای جهانیان می‌ترسم.///اگر دستت را به سوی من دراز کنی که مرا بکشی [بدان که‌] من دست درازکننده به سوی تو نخواهم بود که بکشمت، چرا که از خداوند، پروردگار جهانیان می‌ترسم‌///اگر تو برای کشتن من، دست دراز کنی، من هرگز به قتل تو دست نمی‌گشایم، چون از پروردگار جهانیان می‌ترسم!///اگر دست فراسوی من آری که بکشی مرا دراز نکنم دستم را به تو تا تو را بکشم همانا می‌ترسم من خداوند را پروردگار جهانیان‌///«اگر ناگزیر دستت را سوی من دراز کنی - تا مرا بکشی - من دستم را سوی تو درازکننده نیستم تا تو را بکشم. من به‌راستی از خدا - پروردگار جهانیان - می‌ترسم.» quran_en_fa "For me, I intend to let thee draw on thyself my sin as well as thine, for thou wilt be among the companions of the fire, and that is the reward of those who do wrong." من می‌خواهم به گناه کشتن من و گناه خودت [که سبب مردود شدن کار نیکت بود، به پیشگاه خدا] بازگردی و در نتیجه از دوزخیان باشی؛ و این است پاداش ستمکاران.///من می‌خواهم به گناه کشتن من و گناه خودت [که سبب مردود شدن کار نیکت بود، به پیشگاه خدا] بازگردی و در نتیجه از دوزخیان باشی؛ و این است پاداش ستمکاران.///مى‌خواهم که هم گناه مرا به گردن گیرى و هم گناه خود را تا از دوزخیان گردى که این است پاداش ستمکاران.///من مى‌خواهم تو بار گناه من و گناه خودت را بر دوش‌کشى تا از دوزخیان گردى، و سزاى ستمکاران همین است/// «من مى‌خواهم تو با گناه من و گناه خودت [به سوى خدا] بازگردى، و در نتیجه از اهل آتش باشى، و این است سزاى ستمگران.»///من مى‌خواهم تو با بار گناه [کشتن] من و گناه خودت [به سوی خدا] بازگردی و از دوزخیان گردى. و همین است سزاى ستمکاران!»///من خواهم که گناه (کشتن) من و گناه (مخالفت) تو هر دو به تو باز گردد تا تو اهل آتش جهنم شوی، که آن آتش جزای ستمکاران است.///من می‌خواهم که بار گناه من و گناه خودت را بر دوش کشی و از دوزخیان شوی، و این جزای ستمگران است‌///من می‌خواهم تو با گناه من و خودت (از این عمل) بازگردی (و بار هر دو گناه را به دوش کشی)؛ و از دوزخیان گردی. و همین است سزای ستمکاران!///همانا می‌خواهم که برگیری گناه من و گناه خویش را تا شوی از یاران آتش و این است پاداش ستمگران‌///«من همی خواهم که تو با گناه من و گناه خودت (سوی خدا) بازگردی؛ پس از همدمان آتش باشی و همین است سزای ستمگران.» quran_en_fa The (selfish) soul of the other led him to the murder of his brother: he murdered him, and became (himself) one of the lost ones. نفس [طغیان گرش]، کشتن برادرش را در نظرش سهل و آسان جلوه داد، پس او را کشت و از زیانکاران شد.///نفس [طغیان گرش]، کشتن برادرش را در نظرش سهل و آسان جلوه داد، پس او را کشت و از زیانکاران شد.///نفسش او را به کشتن برادر ترغیب کرد، و او را کشت و از زیانکاران گردید.///پس نفس [سرکش او کم‌کم‌] وى را به قتل برادرش ترغیب کرد و او را کشت و از زیانکاران گردید///پس نفس [اماره‌] اش او را به قتل برادرش ترغیب کرد، و وى را کشت و از زیانکاران شد.///نفس سرکش به تدریج او را به کشتن برادرش ترغیب کرد و [سرانجام] او را کشت و از زیانکاران شد.///آن گاه (پس از این گفتگو) هوای نفس او را بر کشتن برادرش ترغیب نمود تا او را به قتل رساند و بدین سبب از زیانکاران گردید.///و نفس اماره او را وادار به کشتن برادرش کرد، و او را کشت، و از زیانکاران گردید///نفس سرکش، کم کم او را به کشتن برادرش ترغیب کرد؛ (سرانجام) او را کشت؛ و از زیانکاران شد.///پس بیاراست برای او دلش کشتن برادر خویش را پس کشت او را و گردید از زیانکاران‌///پس نفس (اماره) اش برایش قتل برادرش را هموار و راهوار و (او را) وادار کرد؛ پس او را کشت و در نتیجه از زیانکاران شد. quran_en_fa Then Allah sent a raven, who scratched the ground, to show him how to hide the shame of his brother. "Woe is me!" said he; "Was I not even able to be as this raven, and to hide the shame of my brother?" then he became full of regrets- پس [در کنار جسد برادرش سرگردان بود که] خدا کلاغی را برانگیخت که زمین را می‌کاوید تا به او نشان دهد که چگونه جسد برادرش را پنهان کند. [با دیدن حرکات کلاغ] فریاد زد: وای بر من! آیا ناتوان و عاجز بودم از اینکه مانند این کلاغ باشم تا جسد برادرم را پنهان کنم؟! نهایتا از پشیمانان شد.///پس [در کنار جسد برادرش سرگردان بود که] خدا کلاغی را برانگیخت که زمین را می‌کاوید تا به او نشان دهد که چگونه جسد برادرش را پنهان کند. [با دیدن حرکات کلاغ] فریاد زد: وای بر من! آیا ناتوان و عاجز بودم از اینکه مانند این کلاغ باشم تا جسد برادرم را پنهان کنم؟! نهایتا از پشیمانان شد.///خدا کلاغى را واداشت تا زمین را بکاود و به او بیاموزد که چگونه جسد برادر خود پنهان سازد. گفت: واى بر من، نتوانم همانند این کلاغ باشم و پیکر برادرم را دفن کنم. و در زمره پشیمانان درآمد.///سپس خداوند زاغى را برانگیخت که زمین را [به جستجو] مى‌کاوید، تا به او نشان دهد که چگونه جسد برادرش را پنهان کند. [قابیل‌] گفت: واى بر من! آیا عاجز بودم از این که مثل این زاغ باشم تا جسد برادرم را پنهان کنم؟! آن‌گاه از پشیمانان گشت///پس، خدا زاغى را برانگیخت که زمین را مى‌کاوید، تا به او نشان دهد چگونه جسد برادرش را پنهان کند. [قابیل‌] گفت: «واى بر من، آیا عاجزم که مثل این زاغ باشم تا جسد برادرم را پنهان کنم؟» پس از [زمره] پشیمانان گردید.///سپس خداوند کلاغى را فرستاد که در زمین بکاود تا به او نشان دهد چگونه جسد برادر خود را دفن کند. او گفت: «واى بر من! آیا من ناتوان‌تر از آنم که مانند این کلاغ باشم و جسد برادر خود را دفن کنم؟» و سرانجام [از کار خود] پشیمان شد.///آن گاه خدا کلاغی را برانگیخت که زمین را به چنگال حفر نماید تا به او بنماید چگونه بدن مرده برادر را زیر خاک پنهان کند. (قابیل) گفت: وای (بر من) آیا من از آن عاجزترم که مانند این کلاغ باشم تا جسد برادر را زیر خاک پنهان کنم؟ پس (برادر را به خاک سپرد و) از این کار سخت پشیمان گردید.///آنگاه خداوند کلاغی برانگیخت که زمین را [با چنگ و منقار] بکاود، تا بدین وسیله به او بنمایاند که چگونه جسد برادرش را [در خاک‌] پنهان کند، [قابیل که چنین دید] گفت وای بر من آیا عاجزم که مثل این کلاغ باشم تا جسد برادرم را پنهان کنم و بدین‌سان پشیمان شد///سپس خداوند زاغی را فرستاد که در زمین، جستجو (و کندوکاو) می‌کرد؛ تا به او نشان دهد چگونه جسد برادر خود را دفن کند. او گفت: «وای بر من! آیا من نتوانستم مثل این زاغ باشم و جسد برادرم را دفن کنم؟!» و سرانجام (از ترس رسوایی، و بر اثر فشار وجدان، از کار خود) پشیمان شد.///پس برانگیخت خدا کلاغی که می‌کاوید در زمین تا بنمایاندش چگونه نهان سازد پیکر برادر خویش را گفت ای وای بر من آیا عاجز شدم از آنکه مانند این غراب باشم که نهان کنم پیکر برادر خویش را پس گشت از پشیمانان‌///پس خدا زاغی را برانگیخت که زمین را می‌کاوید تا به او نشان دهد چگونه جسد برادرش را پنهان کند. (قابیل) گفت: «وای بر من! آیا عاجز بودم که مثل این زاغ باشم تا جسد برادرم را پنهان کنم‌؟» پس از (زمره‌ی) پشیمانان گردید. quran_en_fa On that account: We ordained for the Children of Israel that if any one slew a person - unless it be for murder or for spreading mischief in the land - it would be as if he slew the whole people: and if any one saved a life, it would be as if he saved the life of the whole people. Then although there came to them Our messengers with clear signs, yet, even after that, many of them continued to commit excesses in the land. به این سبب بر بنی اسرائیل لازم و مقرر کردیم که هر کس انسانی را جز برای حق، [قصاص] یا بدون آنکه فسادی در زمین کرده باشد، بکشد، چنان است که همه انسان‌ها را کشته، و هر کس انسانی را از مرگ برهاند و زنده بدارد، گویی همه انسان‌ها را زنده داشته است. و یقینا پیامبران دلایل روشنی برای بنی اسرائیل آوردند، سپس بسیاری از آنان بعد از آن در روی زمین به [تجاوز از حدود حق و فساد و] زیاده روی برخاستند.///به این سبب بر بنی اسرائیل لازم و مقرر کردیم که هر کس انسانی را جز برای حق، [قصاص] یا بدون آنکه فسادی در زمین کرده باشد، بکشد، چنان است که همه انسان‌ها را کشته، و هر کس انسانی را از مرگ برهاند و زنده بدارد، گویی همه انسان‌ها را زنده داشته است. و یقینا پیامبران دلایل روشنی برای بنی اسرائیل آوردند، سپس بسیاری از آنان بعد از آن در روی زمین به [تجاوز از حدود حق و فساد و] زیاده روی برخاستند.///از این رو بر بنى اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس کس دیگر را نه به قصاص قتل کسى یا ارتکاب فسادى بر روى زمین بکشد، چنان است که همه مردم را کشته باشد. و هر کس که به او حیات بخشد چون کسى است که همه مردم را حیات بخشیده باشد. و به تحقیق پیامبران ما همراه با دلایل روشن بر آنها مبعوث شدند، باز هم بسیارى از آنها همچنان بر روى زمین از حد خویش تجاوز مى‌کردند.///به همین جهت بر فرزندان اسرائیل مقرر داشتیم که هر کسى دیگرى را جز به انتقام قتل یا فساد در روى زمین بکشد، مانند آن است که همه مردم را کشته باشد، و هر که شخصى را از مرگ نجات دهد گویى همه مردم را زنده کرده است. و البته فرستادگان ما حجت‌هاى روشن براى آنه///از این روى بر فرزندان اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس کسى را -جز به قصاص قتل، یا [به کیفر] فسادى در زمین- بکشد، چنان است که گویى همه مردم را کشته باشد. و هر کس کسى را زنده بدارد، چنان است که گویى تمام مردم را زنده داشته است. و قطعا پیامبران ما دلایل آشکار براى آنان آوردند، [با این همه‌] پس از آن بسیارى از ایشان در زمین زیاده‌روى مى‌کنند.///به همین جهت بر بنى‌اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس انسانى را بدون این که مرتکب قتل یا فسادى در زمین شده باشد، به قتل برساند، چنان است که گویى همه‌ی انسان‌ها را کشته و هر کس انسانى را از مرگ رهایى بخشد، چنان است که گویى همه‌ی مردم را زنده کرده است. و پیامبران ما با دلایل روشن به سوى بنى­اسرائیل آمدند، اما بسیارى از آنها، بعد از آن، در زمین زیاده‌روى کردند.///بدین سبب بر بنی اسرائیل حکم نمودیم که هر کس نفسی را بدون حق و یا بی‌آنکه فساد و فتنه‌ای در زمین کرده، بکشد مثل آن باشد که همه مردم را کشته، و هر کس نفسی را حیات بخشد (از مرگ نجات دهد) مثل آن است که همه مردم را حیات بخشیده. و هر آینه رسولان ما به سوی آنان با معجزات روشن آمدند سپس بسیاری از مردم بعد از آمدن رسولان باز روی زمین بنای فساد و سرکشی را گذاشتند.///به این جهت بر بنی‌اسرائیل مقرر داشتیم که هرکس کسی را جز به قصاص قتل، یا به جزای فساد در روی زمین، بکشد مانند این است که همه مردم را کشته باشد، و هرکس کسی را زنده بدارد مانند این است که همه مردم را زنده داشته باشد، و پیامبران ما معجزاتی برای آنان آوردند آنگاه بسیاری از آنان در سرزمین خویش زیاده‌روی پیشه کردند///به همین جهت، بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسانها را کشته؛ و هر کس، انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است. و رسولان ما، دلایل روشن برای بنی اسرائیل آوردند، اما بسیاری از آنها، پس از آن در روی زمین، تعدی و اسراف کردند.///برای این نوشتیم بر بنی‌اسرائیل که هر کس بکشد تنی را نه در برابر تنی یا تبهکاریی در زمین مانند آن است که بکشد مردم را همگی و آن کس که زنده سازدش گوئیا زنده ساخته است مردم را همگی و همانا بیامدشان فرستادگان ما به نشانیها سپس بسیاری از ایشانند پس از این در زمین اسراف‌کنندگان‌///برای همین (هم) بر فرزندان اسرائیل نبشتیم که هر کس کسی را- جز به (جزای کشتن) کسی، یا فسادی در زمین - بکشد، چنان است که گویی همه‌ی مردم را کشته و هر کس کسی را زنده بدارد، چنان است که گویی تمامی مردمان را زنده کرده. و همواره پیامبران ما تمامی روشنایی‌ها را برایشان آوردند، سپس بسیاری از ایشان همواره در زمین بی‌گمان زیاده‌رو می‌باشند. quran_en_fa The punishment of those who wage war against Allah and His Messenger, and strive with might and main for mischief through the land is: execution, or crucifixion, or the cutting off of hands and feet from opposite sides, or exile from the land: that is their disgrace in this world, and a heavy punishment is theirs in the Hereafter; کیفر آنان که با خدا و پیامبرش می‌جنگند، و در زمین به فساد و تباهی می‌کوشند، فقط این است که کشته شوند، یا به دارشان آویزند، یا دست راست و پای چپشان بریده شود، یا از وطن خود تبعیدشان کنند. این برای آنان رسوایی و خواری در دنیاست، و برای آنان در آخرت عذابی بزرگ است.///کیفر آنان که با خدا و پیامبرش می‌جنگند، و در زمین به فساد و تباهی می‌کوشند، فقط این است که کشته شوند، یا به دارشان آویزند، یا دست راست و پای چپشان بریده شود، یا از وطن خود تبعیدشان کنند. این برای آنان رسوایی و خواری در دنیاست، و برای آنان در آخرت عذابی بزرگ است.///جزاى کسانى که با خدا و پیامبرش جنگ مى‌کنند و در زمین به فساد مى‌کوشند، آن است که کشته شوند، یا بردار گردند یا دستها و پاهایشان یکى از چپ و یکى از راست بریده شود یا از سرزمین خود تبعید شوند. اینها رسواییشان در این جهان است و در آخرت نیز به عذابى بزرگ گرفتار آیند.///سزاى کسانى که با خدا و رسولش به جنگ بر مى‌خیزند و در زمین به فتنه و فساد مى‌کوشند جز این نیست که کشته شوند یا بردار زده شوند و یا دست و پایشان بر خلاف یکدیگر بریده شود یا تبعید شوند. این، رسوایى آنان در دنیاست و براى ایشان در آخرت عذابى بزرگ خواهد بو///سزاى کسانى که با [دوستداران‌] خدا و پیامبر او مى‌جنگند و در زمین به فساد مى‌کوشند، جز این نیست که کشته شوند یا بر دار آویخته گردند یا دست و پایشان در خلاف جهت یکدیگر بریده شود یا از آن سرزمین تبعید گردند. این، رسوایى آنان در دنیاست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت.///کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ برمى‌خیزند و براى فساد در روى زمین مى‌کوشند، جز این نیست که کشته شوند یا به دار آویخته گردند، یا دست راست و پاى چپ آنها بریده شود، یا از سرزمین خود تبعید گردند. این رسوایى آنها در دنیاست. و در آخرت مجازات بزرگى دارند.///همانا کیفر آنان که با خدا و رسول به جنگ برخیزند و در زمین به فساد کوشند جز این نباشد که آن‌ها را به قتل رسانده، یا به دار کشند و یا دست و پایشان به خلاف یکدیگر ببرند و یا به نفی و تبعید از سرزمین (صالحان) دور کنند. این ذلت و خواری عذاب دنیوی آنهاست و اما در آخرت به عذابی بزرگ معذب خواهند بود.///همانا جزای کسانی که با [دوستداران‌] خداوند و پیامبر او به محاربه برمی‌خیزند و در زمین به فتنه و فساد می‌کوشند، این است که کشته شوند یا بر دار شوند یا دستها و پاهایشان در خلاف جهت یکدیگر بریده شود، یا از سرزمین خویش تبعید شوند، این خواری و زاری دنیویشان است و در آخرت هم عذاب بزرگی [در پیش‌] خواهند داشت‌///کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ برمی‌خیزند، و اقدام به فساد در روی زمین می‌کنند، (و با تهدید اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله می‌برند،) فقط این است که اعدام شوند؛ یا به دار آویخته گردند؛ یا (چهار انگشت از) دست (راست) و پای (چپ) آنها، بعکس یکدیگر، بریده شود؛ و یا از سرزمین خود تبعید گردند. این رسوایی آنها در دنیاست؛ و در آخرت، مجازات عظیمی دارند.///همانا پاداش آنان که با خدا و رسولش بستیزند و راه تبهکاری در زمین پویند (به تبهکاری در زمین کوشند) آن است که به سختی کشته شوند یا به دار آویخته شوند یا به سختی بریده شود دستها و پایهای ایشان از برابر یکدیگر یا رانده شوند از زمین این است برای ایشان خواریی در دنیا و ایشان را است در آخرت عذابی سنگین‌///سزای کسانی که با (ربانیت) خدا و (با رسالت) پیامبرش می‌جنگند و در زمین به افساد می‌کوشند، جز این نیست که پیاپی کشته شوند یا بر دار آویخته گردند یا دست‌ها و پاهایشان در خلاف جهت یکدیگر بریده شود یا از سرزمین (شان به‌گونه‌ای متناسب با گناهشان) رانده شوند. این رسوایی برایشان در دنیاست و برایشان در آخرت عذابی بزرگ است. quran_en_fa Except for those who repent before they fall into your power: in that case, know that Allah is Oft-forgiving, Most Merciful. مگر کسانی که پیش از دست یافتنتان بر آنان توبه کنند؛ پس بدانید که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///مگر کسانی که پیش از دست یافتنتان بر آنان توبه کنند؛ پس بدانید که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///مگر کسانى که پیش از آنکه شما بر آنها دست یابید توبه کنند. پس بدانید که خدا آمرزنده و مهربان است.///مگر کسانى که پیش از آن که آنان را دستگیر کنید توبه کنند، پس بدانید که خداوند بخشنده‌ى مهربان است///مگر کسانى که پیش از آنکه بر ایشان دست یابید، توبه کرده باشند. پس بدانید که خدا آمرزنده مهربان است.///مگر آنها که پیش از دست یافتن شما بر آنان توبه کنند. پس بدانید [خدا توبه آنها را می‌پذیرد،] خداوند آمرزنده و مهربان است.///مگر آنان که توبه کنند پیش از آنکه بر آنها دست یابید، پس بدانید که خداوند بخشنده و مهربان است.///مگر کسانی که پیش از آنکه بر آنان دست یابید، توبه کنند، که بدانید در این صورت خداوند آمرزگار مهربان است‌///مگر آنها که پیش از دست یافتن شما بر آنان، توبه کنند؛ پس بدانید (خدا توبه آنها را می‌پذیرد؛) خداوند آمرزنده و مهربان است.///مگر آنان که توبه کردند پیش از آنکه بر ایشان دست یابید پس بدانید که خداوند است آمرزنده مهربان‌///مگر کسانی که پیش از آنکه بتوانید بر ایشان دست یابید توبه کرده باشند. پس بدانید که (در این صورت) خدا پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa O ye who believe! Do your duty to Allah, seek the means of approach unto Him, and strive with might and main in his cause: that ye may prosper. ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید و دست آویز و وسیله‌ای [از ایمان، عمل صالح و آبروی مقربان درگاهش] برای تقرب به سوی او بجویید؛ و در راه او جهاد کنید تا رستگار شوید.///ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید و دست آویز و وسیله‌ای [از ایمان، عمل صالح و آبروی مقربان درگاهش] برای تقرب به سوی او بجویید؛ و در راه او جهاد کنید تا رستگار شوید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از خدا بترسید و به او تقرب جویید و در راهش جهاد کنید. باشد که رستگار گردید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از خدا بترسید و [براى تقرب‌] به سوى او وسیله بجویید و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از خدا پروا کنید؛ و به او [توسل و] تقرب جویید؛ و در راهش جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از [مخالفت فرمان] خدا بپرهیزید و وسیله‌اى [از ایمان، عمل صالح و آبروى مقربان درگاهش‌] براى تقرب به او بجویید. و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.///ای اهل ایمان، از خدا بترسید و به سوی او وسیله جویید و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.///ای مؤمنان از خداوند پروا کنید و به او [توسل و] تقرب جویید و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و وسیله‌ای برای تقرب به او بجوئید! و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید!///ای آنان که ایمان آوردید بترسید خدا را و بجوئید به سوی او دستاویزی و کوشش کنید (جهاد کنید) در راه او شاید رستگار شوید///هان ای کسانی که ایمان آوردید! از خدا پرواکنید و سوی او از (آن) وسیله (ای که خشنود است) جستجو کنید و در راهش جهاد نمایید، شاید رستگار کنید. quran_en_fa As to those who reject Faith,- if they had everything on earth, and twice repeated, to give as ransom for the penalty of the Day of Judgment, it would never be accepted of them, theirs would be a grievous penalty. قطعا کسانی که کافر شدند اگر همه آنچه در زمین است و همانند آن را نیز با آن همراه خود داشته باشند، تا آن را برای نجاتشان از عذاب روز قیامت فدیه و عوض دهند، از آنان پذیرفته نخواهد شد؛ و برای آنان عذابی دردناک است.///قطعا کسانی که کافر شدند اگر همه آنچه در زمین است و همانند آن را نیز با آن همراه خود داشته باشند، تا آن را برای نجاتشان از عذاب روز قیامت فدیه و عوض دهند، از آنان پذیرفته نخواهد شد؛ و برای آنان عذابی دردناک است.///آنان که کافر شده‌اند اگر همه آنچه در روى زمین است و همانند آن متعلق به آنها باشد و بخواهند خود را با آن از عذاب روز قیامت باز خرند، از ایشان پذیرفته نیاید و به عذاب دردآور گرفتار آیند.///در حقیقت، کسانى که کافر شدند اگر تمام آنچه روى زمین است و همانند آن مال آنها باشد و همه آن را براى نجات از کیفر روز قیامت بدهند، از آنها پذیرفته نخواهد شد، و عذاب دردناکى خواهند داشت///در حقیقت، کسانى که کفر ورزیدند، اگر تمام آنچه در زمین است براى آنان باشد، و مثل آن را [نیز] با آن [داشته باشند] تا به وسیله آن، خود را از عذاب روز قیامت بازخرند، از ایشان پذیرفته نمى‌شود و عذابى پر درد خواهند داشت.///کسانى که کافر شدند، اگر تمام آنچه در زمین است و همانند آن، مال آنها باشد و همه آن را براى نجات از مجازات روز قیامت بدهند، از آنان پذیرفته نخواهد شد و مجازات دردناکى خواهند داشت.///آنان که کافر شدند اگر دو برابر آنچه در زمین است فدا آرند تا به آن خود را از عذاب قیامت رهانند هرگز از آنها قبول نشود و آنان را عذاب دردناک خواهد بود.///اگر کافران دارای هر آنچه باشند که در روی زمین است و آن و همچند آن را فدیه دهند و بلاگردان عذاب روز قیامت سازند، از آنان پذیرفته نخواهد شد و عذابی دردناک [در پیش‌] دارند///بیقین کسانی که کافر شدند، اگر تمام آنچه روی زمین است و همانند آن، مال آنها باشد و همه آن را برای نجات از کیفر روز قیامت بدهند، از آنان پذیرفته نخواهد شد؛ و مجازات دردناکی خواهند داشت.///همانا آنان که کفر ورزیدند اگر برای ایشان باشد آنچه در زمین است همگی و مانند آن با آن تا عوض خود دهند از عذاب روز قیامت پذیرفته نشود از ایشان و ایشان را است عذابی دردناک‌///بی‌گمان کسانی که کفر ورزیدند، اگر تمامی آنچه در زمین است برای آنان باشد و مثل آن را (نیز) با آن (داشته باشند) تا بدان وسیله خود را از عذاب روز رستاخیز بازخرید کنند از ایشان پذیرفته نشود و برایشان عذابی پردرد است. quran_en_fa Their wish will be to get out of the Fire, but never will they get out therefrom: their penalty will be one that endures. همواره می‌خواهند از آتش بیرون آیند، ولی از آن بیرون شدنی نیستند؛ و برای آنان عذابی دائم و پایدار است.///همواره می‌خواهند از آتش بیرون آیند، ولی از آن بیرون شدنی نیستند؛ و برای آنان عذابی دائم و پایدار است.///مى‌خواهند که از آتش بیرون آیند در حالى که بیرون‌آمدنى نباشند و عذابشان پاینده است.///[همواره‌] مى‌خواهند از آتش بیرون بروند، ولى از آن خارج شدنى نیستند، و برایشان عذابى پایدار هست///مى‌خواهند که از آتش بیرون آیند، در حالى که از آن بیرون آمدنى نیستند، و براى آنان عذابى پایدار خواهد بود.///آنها پیوسته می‌خواهند از آتش خارج شوند، ولى از آن بیرون نخواهند رفت. و براى آنها مجازاتى پایدار است.///و آنها دائم آرزو کنند که از آتش دوزخ بیرون شوند و هرگز بدر نخواهند شد، که عذاب آنها دائم و پایدار است.///اینان می‌خواهند از جهنم بیرون روند ولی بیرون آمدنی از آن نیستند، و عذابی پاینده دارند///پیوسته می‌خواهند از آتش خارج شوند، ولی نمی‌توانند از آن خارج گردند؛ و برای آنها مجازاتی پایدار است.///خواهند برون روند از آتش و نیستند برون روندگان از آن و ایشان را است عذابی پاینده‌///می‌خواهند که از آتش برون آیند، در حالی‌که از آن بیرون‌آمدنی نیستند و برای آنان عذابی پایدار است. quran_en_fa As to the thief, Male or female, cut off his or her hands: a punishment by way of example, from Allah, for their crime: and Allah is Exalted in power. و دست مرد و زن دزد را به کیفر کار زشتی که مرتکب شده‌اند به عنوان مجازاتی از سوی خدا قطع کنید؛ و خدا توانای شکست ناپذیر است.///و دست مرد و زن دزد را به کیفر کار زشتی که مرتکب شده‌اند به عنوان مجازاتی از سوی خدا قطع کنید؛ و خدا توانای شکست ناپذیر است.///دست مرد دزد و زن دزد را به کیفر کارى که کرده‌اند ببرید. این عقوبتى است از جانب خدا، که او پیروزمند و حکیم است.///دست مرد و زن دزد را به سزاى کارى که کرده‌اند، به عنوان یک مجازات الهى قطع کنید، و خدا توانا و حکیم است///و مرد و زن دزد را به سزاى آنچه کرده‌اند، دستشان را به عنوان کیفرى از جانب خدا ببرید، و خداوند توانا و حکیم است.///دست مرد دزد و زن دزد را به کیفر عملى که انجام داده‌اند به عنوان یک مجازات الهى قطع کنید. و خداوند توانا و حکیم است.///دست زن و مرد دزد را به کیفر اعمالشان ببرید، این عقوبتی است که خدا مقرر کرده و خدا مقتدر و به مصالح خلق داناست.///دستان مرد و زن دزد را به کیفر کاری که کرده‌اند ببرید که عقوبتی الهی است و خداوند پیروزمند فرزانه است‌///دست مرد دزد و زن دزد را، به کیفر عملی که انجام داده‌اند، بعنوان یک مجازات الهی، قطع کنید! و خداوند توانا و حکیم است.///مرد دزد و زن دزد را ببرید دستهای آنان را کیفری بدانچه خود فراهم کردند شکنجه‌ای از نزد خدا و خدا است عزتمند حکیم‌///و مرد و زن دزد را - به (سزای) آنچه به دست آورده‌اند - دست‌هایشان را به کیفری از جانب خدا قطع کنید. و خدا عزیز حکیم است. quran_en_fa But if the thief repents after his crime, and amends his conduct, Allah turneth to him in forgiveness; for Allah is Oft-forgiving, Most Merciful. پس کسی که بعد از ستم کردنش توبه کند و [مفاسد خود را] اصلاح نماید، یقینا خدا توبه‌اش را می‌پذیرد؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///پس کسی که بعد از ستم کردنش توبه کند و [مفاسد خود را] اصلاح نماید، یقینا خدا توبه‌اش را می‌پذیرد؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///هر کس پس از کردار ناپسندش توبه کند و به صلاح آید، خدا توبه او را مى‌پذیرد، که او آمرزنده و مهربان است.///پس هر که بعد از ستم کردنش توبه آرد و اصلاح نماید، خدا توبه او را مى‌پذیرد که خدا آمرزنده‌ى مهربان است///پس هر که بعد از ستم‌کردنش توبه کند و به صلاح آید، خدا توبه او را مى‌پذیرد، که خدا آمرزنده مهربان است.///اما آن کس که پس از ستم کردن، توبه و جبران نماید، خداوند توبه‌ی او را مى‌پذیرد؛ زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است.///پس هر که پس از ستمی که کرده توبه نمود و کار خود را اصلاح کرد از آن پس خدا او را خواهد بخشید، که خدا بخشنده و مهربان است.///و هر کس که بعد از ستمش، توبه و درستکاری پیشه کند، خداوند از [گناه‌] او درمی‌گذرد، چرا که خداوند آمرزگار مهربان است‌///اما آن کس که پس از ستم کردن، توبه و جبران نماید، خداوند توبه او را می‌پذیرد؛ (و از این مجازات؛ معاف می‌شود، زیرا) خداوند، آمرزنده و مهربان است.///ولی آن کس که توبه کند پس از ستمگریش و شایستگی گزیند بپذیرد خدا توبه او را و خدا است آمرزنده مهربان‌///پس هر کس پس از ستمش توبه و اصلاح کند، خدا به‌راستی بر او بازگشت می‌کند. خدا بس پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa Knowest thou not that to Allah (alone) belongeth the dominion of the heavens and the earth? He punisheth whom He pleaseth, and He forgiveth whom He pleaseth: and Allah hath power over all things. آیا ندانسته‌ای که فرمانروایی آسمان‌ها و زمین در سیطره خداست، هر کس را بخواهد عذاب می‌کند، و هر کس را بخواهد می‌آمرزد؛ و خدا بر هر کاری تواناست؟///آیا ندانسته‌ای که فرمانروایی آسمان‌ها و زمین در سیطره خداست، هر کس را بخواهد عذاب می‌کند، و هر کس را بخواهد می‌آمرزد؛ و خدا بر هر کاری تواناست؟///آیا ندانسته‌اى که فرمانروایى آسمانها و زمین از آن خداست، هر که را بخواهد عذاب مى‌کند و هر که را بخواهد مى‌آمرزد و بر هر کارى تواناست؟///آیا نمى‌دانى که فرمانروایى آسمان‌ها و زمین از آن خداست؟ هر که را خواهد عذاب مى‌کند و هر که را خواهد مى‌بخشد و خداوند بر هر چیزى تواناست///مگر ندانسته‌اى که فرمانروایى آسمانها و زمین از آن خداست. هر که را بخواهد عذاب مى‌کند و هر که را بخواهد مى‌بخشد، و خدا بر هر چیزى تواناست؟///آیا نمى‌دانى که تنها خداوند مالک و حکمران آسمان‌ها و زمین است؟! هر کس را بخواهد [و سزاوار ببیند،] مجازات مى‌کند و هر کس را بخواهد [و شایسته بداند،] مى‌بخشد. و خداوند بر هر چیزى تواناست.///آیا ندانستی که ملک آسمان و زمین خدا راست؟ هر که را خواهد عذاب کند و از هر که خواهد درگذرد، و خدا بر همه چیز تواناست.///آیا نمی‌دانی که فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداوند است؟ هرکس را بخواهد عذاب می‌کند و هرکس را که بخواهد می‌آمرزد، و خداوند بر هر کاری تواناست‌///آیا نمی‌دانی که حکومت و فرمانروائی آسمانها و زمین از آن خداست؟ هر کس را بخواهد (و مستحق بداند)، کیفر می‌کند؛ و هر کس را بخواهد و شایسته بداند، می‌بخشد؛ و خداوند بر هر چیزی قادر است.///آیا ندانستی که خدای را است پادشاهی آسمانها و زمین عذاب کند هر که را خواهد و بیامرزد هر که را خواهد و خداوند است بر هر چیز توانا///آیا ندانستی که فرمانروایی آسمان‌ها و زمین از آن خداست؛ هر که را بخواهد عذاب می‌کند و برای هر که بخواهد (گناهش را) می‌پوشد و خدا بر هر چیزی بسی تواناست. quran_en_fa O Messenger! let not those grieve thee, who race each other into unbelief: (whether it be) among those who say "We believe" with their lips but whose hearts have no faith; or it be among the Jews,- men who will listen to any lie,- will listen even to others who have never so much as come to thee. They change the words from their (right) times and places: they say, "If ye are given this, take it, but if not, beware!" If any one's trial is intended by Allah, thou hast no authority in the least for him against Allah. For such - it is not Allah's will to purify their hearts. For them there is disgrace in this world, and in the Hereafter a heavy punishment. ای پیامبر! کسانی که در کفر می‌شتابند تو را غمگین نسازند، چه آنان که به زبانشان گفتند: ایمان آوردیم و دل هایشان ایمان نیاورده، و چه آنان که یهودی اند که به شدت شنونده دروغند [با آنکه می‌دانند دروغ است] و به شدت گوش به فرمان گروهی دیگرند که [از روی حسد و کبر] نزد تو نیامده‌اند. [آن گروهی که] کلمات [خدا] را پس از استواری در جایگاه هایش تحریف می‌کنند، [و معنای حقیقی اش را تغییر می‌دهند و به مقلدان و مطیعان بی سواد خود] می‌گویند: اگر [از طرف پیامبر اسلام] احکام [و فرمان هایی مطابق میل ما] به شما ابلاغ کردند بپذیرید، و اگر آن را [مطابق میل ما] ابلاغ نکردند [از آن] بپرهیزید. و کسانی که خدا عذاب [و رسوایی و ذلت] شان را بخواهد، تو هرگز نمی‌توانی چیزی از عذاب خدا را از آنان برطرف کنی. اینانند کسانی که خدا نخواسته دل هایشان را [از آلودگی] پاک کند؛ برای آنان در دنیا خواری و رسوایی، و در آخرت عذابی بزرگ است.///ای پیامبر! کسانی که در کفر می‌شتابند تو را غمگین نسازند، چه آنان که به زبانشان گفتند: ایمان آوردیم و دل هایشان ایمان نیاورده، و چه آنان که یهودی اند که به شدت شنونده دروغند [با آنکه می‌دانند دروغ است] و به شدت گوش به فرمان گروهی دیگرند که [از روی حسد و کبر] نزد تو نیامده‌اند. [آن گروهی که] کلمات [خدا] را پس از استواری در جایگاه هایش تحریف می‌کنند، [و معنای حقیقی اش را تغییر می‌دهند و به مقلدان و مطیعان بی سواد خود] می‌گویند: اگر [از طرف پیامبر اسلام] احکام [و فرمان هایی مطابق میل ما] به شما ابلاغ کردند بپذیرید، و اگر آن را [مطابق میل ما] ابلاغ نکردند [از آن] بپرهیزید. و کسانی که خدا عذاب [و رسوایی و ذلت] شان را بخواهد، تو هرگز نمی‌توانی چیزی از عذاب خدا را از آنان برطرف کنی. اینانند کسانی که خدا نخواسته دل هایشان را [از آلودگی] پاک کند؛ برای آنان در دنیا خواری و رسوایی، و در آخرت عذابی بزرگ است.///اى پیامبر، غمگین نکند تو را کردار آنان که به کفر مى‌شتابند. چه آنهایى که به زبان گفتند که ایمان آوردیم و به دل ایمان نیاورده‌اند و چه آن یهودان که گوش مى‌سپارند تا دروغ بندند و براى گروهى دیگر که خود نزد تو نمى‌آیند سخن‌چینى مى‌کنند، و سخن خدا را دگرگون مى‌سازند، و مى‌گویند: اگر شما را اینچنین گفت بپذیرید و گرنه از وى دورى گزینید. و هر کس را که خدا عذاب او بخواهد، تواش از قهر خدا رهایى نخواهى داد. اینان کسانى هستند که خدا نخواسته است که دلهایشان را پاک گرداند. آنان را در دنیا خوارى و در آخرت عذابى بزرگ است.///اى پیامبر! کسانى که در کفر شتاب مى‌کنند تو را غمگین نسازند، چه از آنان که به زبان گفتند: ایمان آوردیم ولى قلب آنها ایمان نیاورده و چه از یهودیانى که به سخنان کذب گوش مى‌سپارند [تا دستاویزى براى تکذیب تو بیابند]، آنها جاسوسان قومى دیگرند که خودشان نز///اى پیامبر، کسانى که در کفر شتاب مى‌ورزند، تو را غمگین نسازند؛ [چه‌] از آنانکه با زبان خود گفتند: «ایمان آوردیم»، و حال آنکه دلهایشان ایمان نیاورده بود، و [چه‌] از یهودیان: [آنان‌] که [به سخنان تو] گوش مى‌سپارند [تا بهانه‌اى] براى تکذیب [تو بیابند]، و براى گروهى دیگر که [خود] نزد تو نیامده‌اند، خبرچینى [=جاسوسى‌] مى‌کنند، کلمات را از جاهاى خود دگرگون مى‌کنند [و] مى‌گویند: «اگر این [حکم‌] به شما داده شد، آن را بپذیرید، و اگر آن به شما داده نشد، پس دورى کنید.» و هر که را خدا بخواهد به فتنه درافکند، هرگز در برابر خدا براى او از دست تو چیزى بر نمى‌آید. اینانند که خدا نخواسته دلهایشان را پاک گرداند. در دنیا براى آنان رسوایى، و در آخرت عذابى بزرگ خواهد بود.///اى پیامبر! آنها که در کفر شتاب می‌ورزند تو را اندوهگین نسازند. از کسانى که با زبان مى‌گویند: «ایمان آورده‌ایم.» در حالى که دل‌هایشان ایمان نیاورده است. و از یهودیانی که به دروغ [و به ظاهر به سخنان تو] گوش می­دهند، [در حالی که در واقع] آنها جاسوسان گروه دیگرى هستند که نزد تو نیامده‌اند، آنها سخنان را از مفهوم اصلی‌اش تحریف مى‌کنند، [و به این جاسوسان] مى‌گویند: «اگر این [حکمی که ما مى‌خواهیم] به شما داده شد، [و محمد بر طبق خواسته‌ی شما داورى کرد،] بپذیرید؛ و اگر داده نشد، [از او‌] دوری کنید.» و کسى را که خدا بخواهد مجازات کند، هرگز در برابر خدا براى او از دست تو کاری بر نمى‌آید. آنها کسانى هستند که خدا نخواسته دل‌هایشان را پاک کند، در دنیا رسوایى و در آخرت مجازاتی بزرگ نصیب آنان خواهد شد.///ای پیغمبر، غمگین مباش از آنان که به زبان اظهار ایمان کنند و به دل ایمان ندارند و به راه کفر شتابند، و اندوهناک مباش از آن یهودانی که جاسوسی کنند و سخنان دروغ (و فتنه‌خیز به جای کلمات حق) به آن قومی که (از کبر) نزد تو نیامدند می‌رسانند؛ کلمات حق را بعد از آنکه به جای خود مقرر گشت تغییر دهند و گویند: اگر حکم قرآن این گونه آورده شد بپذیرید و الا دوری گزینید. و هر کس را خدا به آزمایش و رسوایی افکند هرگز تو او را از (قهر) خدا نتوانی رهانید، آنها کسانی هستند که خدا نخواسته دلهاشان را پاک گرداند، و آنان را در دنیا ذلت و خواری و در آخرت عذاب بزرگ مهیاست.///ای پیامبر کسانی که در کفر می‌کوشند تو را اندوهگین نکنند اینان از کسانی هستند که به زبان می‌گویند ایمان آورده‌ایم ولی دلشان ایمان نیاورده است همچنین از یهودیان، که عده‌ای پذیرا و شنوای دروغ و جاسوسان قومی دیگرند که به نزد شما [از در اسلام و تسلیم‌] نیامده‌اند اینان کلمات [کتاب آسمانی‌] را از مواضعش تحریف می‌کنند و [به همدیگر] می‌گویند اگر چنین [حکمی از سوی پیامبر] به شما داده شد، آن را بپذیرید و اگر داده نشد، از او کناره کنید، و کسی که خداوند سرگشتگی‌اش را خواسته باشد، هرگز برای او در برابر خداوند کاری نمی‌توانی کرد، اینان کسانی هستند که خداوند نخواسته است دلهایشان را پاکیزه بدارد، در دنیا خواری و در آخرت عذابی بزرگ [در پیش‌] دارند///ای فرستاده (خدا)! آنها که در مسیر کفر شتاب می‌کنند و با زبان می‌گویند: «ایمان آوردیم» و قلب آنها ایمان نیاورده، تو را اندوهگین نسازند! و (همچنین) گروهی از یهودیان که خوب به سخنان تو گوش می‌دهند، تا دستاویزی برای تکذیب تو بیابند؛ آنها جاسوسان گروه دیگری هستند که خودشان نزد تو نیامده‌اند؛ آنها سخنان را از مفهوم اصلیش تحریف می‌کنند، و (به یکدیگر) می‌گویند: «اگر این (که ما می‌خواهیم) به شما داده شد (و محمد بر طبق خواسته شما داوری کرد،) بپذیرید، وگرنه (از او) دوری کنید!» (ولی) کسی را که خدا (بر اثر گناهان پی‌درپی او) بخواهد مجازات کند، قادر به دفاع از او نیستی؛ آنها کسانی هستند که خدا نخواسته دلهایشان را پاک کند؛ در دنیا رسوایی، و در آخرت مجازات بزرگی نصیبشان خواهد شد.///ای پیمبر اندوهگینت نکند آنان که می‌شتابند در کفر از آنان که گویند ایمان آوردیم با دهانهای خود ولی ایمان نیاورده است دلهای ایشان و از آنان که جهودند شنوندگانند دروغ را شنوانندگانند برای گروهی دیگر که نیامدند تو را برمی‌گردانند کلمات را پس از جایگاه‌های آن گویند اگر داده شدید این را بگیریدش و اگر داده نشدیدش پس بترسید و کسی که خدا خواهد آزمایش وی را هرگز مالک نیستی برای او از خدا چیزی را آنانند که نخواسته است خدا پاک ساختن دلهای ایشان را آنان را است در دنیا خواریی و آنان را است در آخرت عذابی بزرگ‌///هان ای پیامبر! کسانی که در کفر (شان) شتاب می‌ورزند، تو را غمگین نسازند؛ آنان که با زبان خود گفتند: «ایمان آوردیم‌» و حال آنکه دل‌هایشان ایمان نیاورده. و برخی از یهودیان بسیار به سخنان گزاف گوش می‌سپارند و برای گروهی دیگر که (خود) نزد تو نیامده‌اند، گوش فرا می‌دارند و کلمات را از جاهای خود دگرگون می‌گردانند (و) می‌گویند: «اگر این (حکم) به شما داده شد، آن را بپذیرید و اگر آن به شما داده نشد، (از آن) دوری کنید.» و هر که را خدا بخواهد به آزمونی آتشین درافکند، هرگز در برابر خدا برای او از دست تو چیزی بر نمی‌آید. اینانند که خدا نخواسته دل‌های‌شان را پاک گرداند. در دنیا برایشان رسوایی و در آخرت عذابی بزرگ است. quran_en_fa (They are fond of) listening to falsehood, of devouring anything forbidden. If they do come to thee, either judge between them, or decline to interfere. If thou decline, they cannot hurt thee in the least. If thou judge, judge in equity between them. For Allah loveth those who judge in equity. آنان فوق العاده شنوای دروغ اند [با آنکه می‌دانند دروغ است و] بسیار خورنده مال حرام؛ پس اگر نزد تو آمدند میان آنان [در آنچه تو را داور قرار دادند] داوری کن، یا [اگر نخواستی داوری کنی] از آنان روی برتاب. و اگر روی برتابی هرگز هیچ زیانی به تو نمی‌رسانند. و اگر میانشان داوری کردی به عدالت داوری کن؛ زیرا خدا عدالت پیشگان را دوست دارد.///آنان فوق العاده شنوای دروغ اند [با آنکه می‌دانند دروغ است و] بسیار خورنده مال حرام؛ پس اگر نزد تو آمدند میان آنان [در آنچه تو را داور قرار دادند] داوری کن، یا [اگر نخواستی داوری کنی] از آنان روی برتاب. و اگر روی برتابی هرگز هیچ زیانی به تو نمی‌رسانند. و اگر میانشان داوری کردی به عدالت داوری کن؛ زیرا خدا عدالت پیشگان را دوست دارد.///گوش‌نهادگان بر دروغند، خورندگان حرامند. پس اگر نزد تو آمدند میانشان حکم کن یا از ایشان رویگردان شو؛ و اگر رویگردان شوى هیچ به تو زیانى نرسانند. و اگر میانشان حکم کنى به عدالت حکم کن که خدا عدالت‌پیشگان را دوست دارد.///[آنها] جاسوس و گوش سپارنده به دروغند و فراوان مال حرام مى‌خورند. پس اگر نزد تو آمدند، میان آنها داورى کن، یا [اگر صلاح نبود] آنها را به حال خود واگذار. و اگر از آنها روى گردانى به تو هیچ زیانى نمى‌رسانند و چون داورى کردى، به انصاف میانشان داورى کن، ب///پذیرا و شنواى دروغ هستند [و] بسیار مال حرام مى‌خورند. پس اگر نزد تو آمدند، [یا] میان آنان داورى کن، یا از ایشان روى برتاب. و اگر از آنان روى برتابى هرگز زیانى به تو نخواهند رسانید. و اگر داورى مى‌کنى، پس به عدالت در میانشان حکم کن که خداوند دادگران را دوست مى‌دارد.///آنها [به سخنان تو] گوش مى‌دهند تا [دستاویزى بیابند و] آن را تکذیب کنند و مال حرام، فراوان مى‌خورند. پس اگر نزد تو آمدند، در میان آنان داورى کن یا آنها را به حال خود واگذار. و اگر از آنها صرف نظر کنى، هرگز زیانى به تو نمى‌توانند برسانند. و اگر میان آنها داورى می‌کنى، با عدالت داورى کن که خدا عادلان را دوست دارد.///آنها جاسوسان دروغ‌زن و خورندگان مال حرامند، اگر به نزد تو آمدند خواهی میان آنها حکم کن یا روی از آنها بگردان، و چنانچه روی از آنها بگردانی هرگز کوچکترین زیان به تو نتوانند رسانید، و اگر حکم کردی میان آن‌ها به عدالت حکم کن، که خدا دوست می‌دارد آنان را که حکم به عدل کنند.///پذیرا و شنوای دروغ و رشوه‌خوار هستند و اگر به نزد تو آمدند، در میان آنان داوری کن، یا از آنان روی بگردان، و اگر از آنان رویگردان شدی بدان که هرگز زیانی به تو نخواهند رسانید، و چون داوری کردی، به داد داوری کن که خداوند دادگران را دوست دارد///آنها بسیار به سخنان تو گوش می‌دهند تا آن را تکذیب کنند؛ مال حرام فراوان می‌خورند؛ پس اگر نزد تو آمدند، در میان آنان داوری کن، یا (اگر صلاح دانستی) آنها را به حال خود واگذار! و اگر از آنان صرف‌نظر کنی، به تو هیچ زیانی نمی‌رسانند؛ و اگر میان آنها داوری کنی، با عدالت داوری کن، که خدا عادلان را دوست دارد!///شنوندگانند دروغ را خورندگانند رشوت را اگر آمدند تو را پس حکم کن میان ایشان یا روی گردان از ایشان و اگر روی گردانی از ایشان همانا آسیبت نرسانند به چیزی و هرگاه حکم کنی پس حکم کن میان ایشان به داد همانا خدا دوست دارد دادگران را///بسی شنوایانی پذیرای دروغند (و) بسیار حرام‌خوارند. پس اگر نزد تو آیند میانشان داوری کن یا از ایشان روی بگردان و اگر از آنان روی برتابی هرگز زیانی به تو نتوانند رسانید و اگر داوری کنی، به عدالت در میانشان داوری کن (که) خدا دادگران را همی دوست می‌دارد. quran_en_fa But why do they come to thee for decision, when they have (their own) law before them?- therein is the (plain) command of Allah; yet even after that, they would turn away. For they are not (really) People of Faith. چگونه تو را داور قرار می‌دهند در حالی که تورات که در آن حکم خداست نزد آنان است؟ سپس بعد از آنکه میانشان با حکمی که مطابق حکم تورات است داوری کردی روی برمی تابند، و [این روی برتافتن نشانه این است که] آنان [به تورات هم] ایمان ندارند.///چگونه تو را داور قرار می‌دهند در حالی که تورات که در آن حکم خداست نزد آنان است؟ سپس بعد از آنکه میانشان با حکمی که مطابق حکم تورات است داوری کردی روی برمی تابند، و [این روی برتافتن نشانه این است که] آنان [به تورات هم] ایمان ندارند.///چگونه تو را داور قرار مى‌دهند، در حالى که تورات که حاوى حکم خداست در نزد آنهاست؟ سپس از حکم تو رویگردان مى‌شوند و اینان ایمان نیاورده‌اند.///و چگونه تو را به داورى مى‌گیرند با آن که تورات نزد آنهاست و در آن حکم خدا آمده است؟! [وانگهى‌] پس از آن [از داورى تو] روى مى‌گردانند. و آنها مؤمن نیستند///و چگونه تو را داور قرار مى‌دهند، با آنکه تورات نزد آنان است که در آن حکم خدا [آمده‌] است؟ سپس آنان بعد از این [طلب داورى‌] پشت مى‌کنند، و [واقعا] آنان مؤمن نیستند.///و [یهودیان] چگونه تو را داور قرار مى‌دهند، در حالی که تورات نزد آنان است و در آن، حکم خدا [بیان شده] است، سپس آنان بعد از این [پذیرش داوری تو، ‌] پشت می‌کنند؟ آنان مؤمن نیستند.///و چگونه آنها به حکم تو سر فرود آرند در صورتی که تورات نزد آنها است و حکم خدا در آن است و با این حال از آن روی می‌گردانند؟ (پس چنانچه تو نیز از تورات حکم کنی بدان راضی نشوند) چه آنکه اینان به خدا ایمان ندارند.///و چگونه تو را به داوری می‌گیرند و حال آنکه تورات در نزد آنان است و حکم الهی در آن هست، آنگاه با وجود این رویگردان می‌شوند و اینان مؤمن نیستند///چگونه تو را به داوری می‌طلبند؟! در حالی که تورات نزد ایشان است؛ و در آن، حکم خدا هست. (وانگهی) پس از داوری‌خواستن از حکم تو، (چرا) روی می‌گردانند؟! آنها مؤمن نیستند.///چگونه تو را به داوری گزینند حالی که نزد ایشان است تورات که در آن است حکم خدا سپس پشت می‌کنند پس از آن و نیستند آنان مؤمنان‌///و چگونه تو را داور قرار می‌دهند حال آنکه نزدشان تورات است (که) در آن حکم خداست‌؟ سپس بعد از این (طلب داوری)، پشت می‌کنند و ایشان (از) مؤمنان نیستند. quran_en_fa It was We who revealed the law (to Moses): therein was guidance and light. By its standard have been judged the Jews, by the prophets who bowed (as in Islam) to Allah's will, by the rabbis and the doctors of law: for to them was entrusted the protection of Allah's book, and they were witnesses thereto: therefore fear not men, but fear me, and sell not my signs for a miserable price. If any do fail to judge by (the light of) what Allah hath revealed, they are (no better than) Unbelievers. بی تردید ما تورات را که در آن هدایت و نور است نازل کردیم. پیامبرانی که [تا زمان عیسی] تسلیم تورات بودند بر اساس آن برای یهودیان داوری می‌کردند، و [نیز] دانشمندان الهی مسلک [وکاملان در دین] و عالمان یهود به سبب آنکه حفظ و حراست کتاب خدا از آنان خواسته شده بود و بر [درستی و راستی] آن گواه بودند به وسیله آن داوری می‌کردند. پس [ای دانشمندان یهود!] از مردم نترسید و از من بترسید، و آیاتم را به بهایی اندک مفروشید. و کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده داوری نکنند، هم اینانند که کافرند.///بی تردید ما تورات را که در آن هدایت و نور است نازل کردیم. پیامبرانی که [تا زمان عیسی] تسلیم تورات بودند بر اساس آن برای یهودیان داوری می‌کردند، و [نیز] دانشمندان الهی مسلک [وکاملان در دین] و عالمان یهود به سبب آنکه حفظ و حراست کتاب خدا از آنان خواسته شده بود و بر [درستی و راستی] آن گواه بودند به وسیله آن داوری می‌کردند. پس [ای دانشمندان یهود!] از مردم نترسید و از من بترسید، و آیاتم را به بهایی اندک مفروشید. و کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده داوری نکنند، هم اینانند که کافرند.///ما تورات را که در آن هدایت و روشنایى است، نازل کردیم. پیامبرانى که تسلیم فرمان بودند بنابر آن براى یهود حکم کردند و نیز خداشناسان و دانشمندان که به حفظ کتاب خدا مأمور بودند و بر آن گواهى دادند، پس، از مردم مترسید، از من بترسید و آیات مرا به بهاى اندک مفروشید. و هر که بر وفق آیاتى که خدا نازل کرده است حکم نکند، کافر است.///ما تورات را نازل کردیم که در آن نور و هدایت است. پیامبران که مطیع فرمان خدا بودند با آن براى یهود حکم مى‌کردند، و [همچنین‌] علما و دانشمندان با همین کتاب که به آنها سپرده شده بود و بر آن گواه بودند، داورى مى‌نمودند. پس، از مردم نترسید و از من بترسید///ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایى بود نازل کردیم. پیامبرانى که تسلیم [فرمان خدا] بودند، به موجب آن براى یهود داورى مى‌کردند؛ و [همچنین‌] الهیون و دانشمندان به سبب آنچه از کتاب خدا به آنان سپرده شده و بر آن گواه بودند. پس، از مردم نترسید و از من بترسید، و آیات مرا به بهاى ناچیزى مفروشید؛ و کسانى که به موجب آنچه خدا نازل کرده داورى نکرده‌اند، آنان خود کافرانند.///ما تورات را که در آن هدایت و نور بود، فروفرستادیم. پیامبران [بنى‌اسرائیل] که تسلیم [فرمان خدا] بودند، طبق آن بر یهود حکم می‌کردند. و نیز علمای بزرگ یهود و دانشمندان باایمان و پاک، بنابر آنچه از کتاب خداوند به آنان سپرده شده بود و بر آن گواه بودند، براى یهودیان داوری می‌کردند. پس [ای دانشمندان!] از مردم نترسید [و احکام خدا را بیان کنید،] و از من بترسید و آیات مرا به بهای اندک نفروشید. و کسانی که طبق آنچه خداوند نازل کرده داورى نکنند، کافرند.///ما تورات را فرستادیم که در آن هدایت و روشنایی است و پیغمبرانی که تسلیم امر خدا هستند بدان کتاب بر یهودان حکم کنند و نیز خداشناسان و علمایی که مأمور نگهبانی (احکام) کتاب خدا هستند و بر (صدق) آن گواهی دادند. پس هرگز (در اجرای احکام) از کسی نترسید و از (انتقام) من بترسید و آیات مرا به بهای اندک معامله نکنید، که هر کس به خلاف آنچه خدا فرستاده حکم کند چنین کس از کافران خواهد بود.///ما تورات را نازل کرده‌ایم در آن رهنمود و نوری هست که پیامبران اهل تسلیم و عالمان ربانی و احبار بر وفق آنچه از کتاب الهی به آنان سفارش کرده‌اند و بر آن گواهند، برای یهودیان داوری می‌کنند، پس از مردم نترسید و از من پروا کنید و آیات مرا به بهای ناچیز نفروشید، و کسانی که بر وفق آنچه خداوند نازل کرده است، حکم نکنند، کافرند///ما تورات را نازل کردیم در حالی که در آن، هدایت و نور بود؛ و پیامبران، که در برابر فرمان خدا تسلیم بودند، با آن برای یهود حکم می‌کردند؛ و (همچنین) علما و دانشمندان به این کتاب که به آنها سپرده شده و بر آن گواه بودند، داوری می‌نمودند. بنابر این، (بخاطر داوری بر طبق آیات الهی،) از مردم نهراسید! و از من بترسید! و آیات مرا به بهای ناچیزی نفروشید! و آنها که به احکامی که خدا نازل کرده حکم نمی‌کنند، کافرند.///همانا فرستادیم تورات را در آن رهبریی و روشنائیی حکم می‌کنند بدان پیمبرانی که اسلام آوردند برای آنان که جهود شدند و علماء عاملین و دانشمندان بدانچه نگهبان آن شدند از کتاب خدا و بودند گواهانی بر آن پس نترسید مردم را و بترسید مرا و نفروشید آیتهای مرا به بهائی اندک و کسی که حکم نکند بدانچه خدا فرستاده است آنانند کافران‌///ما تورات را -که در آن رهنمود و نوری است- به‌راستی نازل کردیم (و) پیامبرانی برجسته که تسلیم (فرمان خدا) بودند به موجب آن برای یهود داوری می‌کردند؛ و (همچنین) دانشمندان ربانی یهود و دانشمندان نصرانی با آنچه از کتاب خدا بدان نگهبانی شایسته شدند، حال‌آنکه بر آن گواه بودند. پس از مردم نترسید و از من بهراسید و با آیات من بهای ناچیزی را نخرید [: معامله نکنید]. و کسانی که به آنچه خدا نازل کرده داوری نکنند، آنان خودشان کافرانند. quran_en_fa We ordained therein for them: "Life for life, eye for eye, nose or nose, ear for ear, tooth for tooth, and wounds equal for equal." But if any one remits the retaliation by way of charity, it is an act of atonement for himself. And if any fail to judge by (the light of) what Allah hath revealed, they are (No better than) wrong-doers. و ما در تورات بر بنی اسرائیل لازم و مقرر داشتیم که [در قانون قصاص] جان در برابر جان، و چشم در مقابل چشم، و بینی به عوض بینی، و گوش به جای گوش، و دندان در برابر دندان، و زخم‌ها را قصاصی است. و هر که از آن قصاص گذشت کند، پس آن گذشت کفاره‌ای برای [خطاها و معاصی] اوست. و آنان که بر طبق آنچه خدا نازل کرده داوری نکنند، هم اینانند که ستمکارند.///و ما در تورات بر بنی اسرائیل لازم و مقرر داشتیم که [در قانون قصاص] جان در برابر جان، و چشم در مقابل چشم، و بینی به عوض بینی، و گوش به جای گوش، و دندان در برابر دندان، و زخم‌ها را قصاصی است. و هر که از آن قصاص گذشت کند، پس آن گذشت کفاره‌ای برای [خطاها و معاصی] اوست. و آنان که بر طبق آنچه خدا نازل کرده داوری نکنند، هم اینانند که ستمکارند.///و در تورات بر آنان مقرر داشتیم که نفس در برابر نفس و چشم در برابر چشم و بینى در برابر بینى و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان و هر زخمى را قصاصى است. و هر که از قصاص درگذرد، گناهش را کفاره‌اى خواهد بود. و هر که به آنچه خدا نازل کرده است حکم نکند، از ستمکاران است.///و در تورات بر آنان مقرر کردیم که جان در مقابل جان، چشم در برابر چشم، بینى در برابر بینى، گوش در برابر گوش، دندان در برابر دندان و زخم‌ها را قصاص باید کرد. و هر که از قصاص در گذرد، آن کفاره‌ى [گناهان‌] او خواهد بود. و هر که مطابق آیات الهى داورى نکند///و در [تورات‌] بر آنان مقرر کردیم که جان در مقابل جان، و چشم در برابر چشم، و بینى در برابر بینى، و گوش در برابر گوش، و دندان در برابر دندان مى‌باشد؛ و زخمها [نیز به همان ترتیب‌] قصاصى دارند. و هر که از آن [قصاص‌] درگذرد، پس آن، کفاره [گناهان‌] او خواهد بود. و کسانى که به موجب آنچه خدا نازل کرده داورى نکرده‌اند، آنان خود ستمگرانند.///و بر یهودیان در تورات مقرر داشتیم که جان در مقابل جان و چشم در مقابل چشم و بینى در برابر بینى و گوش در مقابل گوش و دندان در برابر دندان است و هر جراحتی قصاص دارد. و اگر کسى بگذرد کفاره‌ی [گناهان] او محسوب مى‌شود. و کسانی که طبق آنچه خداوند نازل کرده داورى نکنند، ستمکارند.///و در تورات بر بنی اسرائیل حکم کردیم که نفس را در مقابل نفس قصاص کنید و چشم را مقابل چشم و بینی را به بینی و گوش را به گوش و دندان را به دندان، و هر زخمی را قصاص خواهد بود. پس هر گاه کسی حق قصاص را ببخشد (نیکی کرده و) کفاره (گناه) او خواهد شد، و هر کس به خلاف آنچه خدا فرستاده حکم کند چنین کس از ستمکاران خواهد بود.///و در آن بر آنان مقرر داشتیم که جان در برابر جان، و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان و نیز همه ضرب و جرحها قصاص دارد، و هرکس که [از قصاص‌] درگذرد، این [عفو] در حکم کفاره [گناهان‌] اوست، و کسانی که بر وفق آنچه خداوند نازل کرده است، حکم نکنند، ستمگرند///و بر آنها [= بنی اسرائیل‌] در آن [= تورات‌]، مقرر داشتیم که جان در مقابل جان، و چشم در مقابل چشم، و بینی در برابر بینی، و گوش در مقابل گوش، و دندان در برابر دندان می‌باشد؛ و هر زخمی، قصاص دارد؛ و اگر کسی آن را ببخشد (و از قصاص، صرف‌نظر کند)، کفاره (گناهان) او محسوب می‌شود؛ و هر کس به احکامی که خدا نازل کرده حکم نکند، ستمگر است.///و نوشتیم بر ایشان در آنکه جان برابر جان و چشم برابر چشم و بینی برابر بینی و گوش برابر گوش و دندان برابر دندان و زخمها برابر است پس کسی که تصدق کند بدان همانا آن زداینده گناهان او است و آن کس که حکم نکند بدانچه خدا فرستاده است آنانند ستمگران‌///و در آن [: تورات] بر آنان نبشتیم که بی‌امان جان در برابر جان و چشم در برابر چشم و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان است و زخم‌ها (نیز به همان ترتیب) قصاص [: پیگیری] دارند. پس هر کس از آن (قصاص در صورت مصلحت) درگذرد کفاره‌ای برای اوست و کسانی که به آنچه خدا نازل کرده داوری نکرده‌اند، آنان خود ستمگرانند. quran_en_fa And in their footsteps We sent Jesus the son of Mary, confirming the Law that had come before him: We sent him the Gospel: therein was guidance and light, and confirmation of the Law that had come before him: a guidance and an admonition to those who fear Allah. و به دنبال پیامبران گذشته، عیسی بن مریم را درآوردیم در حالی که تصدیق کننده تورات پیش از خود بود، و انجیل را که در آن هدایت و نور است به او عطا کردیم و آن هم تصدیق کننده تورات پیش از خود، و برای پرهیزکاران هدایت و موعظه بود.///و به دنبال پیامبران گذشته، عیسی بن مریم را درآوردیم در حالی که تصدیق کننده تورات پیش از خود بود، و انجیل را که در آن هدایت و نور است به او عطا کردیم و آن هم تصدیق کننده تورات پیش از خود، و برای پرهیزکاران هدایت و موعظه بود.///و از پى آنها عیسى پسر مریم را فرستادیم که تصدیق‌کننده توراتى بود که پیش از او فرستاده بودیم و انجیل را که تصدیق‌کننده تورات پیش از او بود به او دادیم که در آن هدایت و روشنایى بود و براى پرهیزگاران هدایت و موعظه‌اى.///و از پى پیامبران پیشین عیسى بن مریم را فرستادیم که تورات پیش از خود را تصدیق داشت، و انجیل را به او دادیم که در آن نور و هدایت بود و مصدق تورات پیش از خود، و هدایت و پندى براى پارسایان بود///و عیسى پسر مریم را به دنبال آنان [=پیامبران دیگر] درآوردیم، در حالى که تورات را که پیش از او بود تصدیق داشت، و به او انجیل را عطا کردیم که در آن، هدایت و نورى است و تصدیق‌کننده تورات قبل از آن است، و براى پرهیزگاران رهنمود و اندرزى است.///و به دنبال پیامبران پیشین، عیسى پسر مریم را قرار دادیم در حالى که تورات پیش از خود را راست مى‌شمرد و به او انجیل دادیم که در آن هدایت و نورى بود و تورات را که پیش از آن بود، راست مى‌شمرد و هدایت و پند براى پرهیزکاران بود.///و از پی آن رسولان باز عیسی پسر مریم را فرستادیم که تصدیق به درستی توراتی که پیش او بود داشت و انجیل را نیز به او دادیم که در آن هدایت و روشنی (دلها) است، و تصدیق به درستی تورات که پیش از او بود دارد و راهنمایی خلق و اندرز برای پرهیزکاران عالم است.///و به دنبال ایشان عیسی بن مریم را فرستادیم که گواهی‌دهنده بر [حقانیت‌] تورات بود که پیشاپیش او بود، و به او انجیل دادیم که در آن نوری هست و همخوان با تورات است که پیشاپیش آن [نازل شده‌] است، و راهنما و پندآموز پارسایان است‌///و بدنبال آنها [= پیامبران پیشین‌]، عیسی بن مریم را فرستادیم در حالی که کتاب تورات را که پیش از او فرستاده شده بود تصدیق داشت؛ و انجیل را به او دادیم که در آن، هدایت و نور بود؛ و (این کتاب آسمانی نیز) تورات را، که قبل از آن بود، تصدیق می‌کرد؛ و هدایت و موعظه‌ای برای پرهیزگاران بود.///و از پی ایشان فرستادیم عیسی بن مریم را تصدیق‌کننده آنچه پیش روی اوست از تورات و بدو دادیم انجیل را که در آن بود راهنمائی و روشنائیی و تصدیق‌کننده آنچه پیش روی اوست از تورات و رهبری و اندرزی برای مؤمنان‌///و عیسی پسر مریم را به دنبال آنان [: پیامبران اسرائیلی] آوردیم، در حالی‌که تورات را - که در برابرش بود - تصدیق کرد و انجیل را بدو دادیم، حال آنکه در آن هدایتی و نوری و تصدیق‌کننده‌ی تورات است (که) پیش روی خود اوست و برای پرهیزگاران رهنمود و اندرزی است. quran_en_fa Let the people of the Gospel judge by what Allah hath revealed therein. If any do fail to judge by (the light of) what Allah hath revealed, they are (no better than) those who rebel. و باید اهل انجیل بر طبق آنچه خدا در آن نازل کرده داوری کنند، و آنان که بر طبق آنچه خدا نازل کرده داوری نکنند، هم اینانند که فاسق اند.///و باید اهل انجیل بر طبق آنچه خدا در آن نازل کرده داوری کنند، و آنان که بر طبق آنچه خدا نازل کرده داوری نکنند، هم اینانند که فاسق اند.///و باید که اهل انجیل بر وفق آنچه خدا در آن کتاب نازل کرده است داورى کنند. زیرا هر کس به آنچه خدا نازل کرده است داورى نکند، از نافرمانان است.///و باید اهل انجیل مطابق آنچه خدا در آن نازل کرده حکم کنند و هر که مطابق آیات الهى حکم نکند، آنها قطعا از اطاعت خدا بیرون رفته‌اند///و اهل انجیل باید به آنچه خدا در آن نازل کرده داورى کنند، و کسانى که به آنچه خدا نازل کرده حکم نکنند، آنان خود، نافرمانند.///اهل انجیل باید به آنچه خداوند در آن نازل کرده، داورى کنند. و کسانى که بر طبق آنچه خدا نازل کرده، داورى نمى‌کنند، فاسق­اند.///و اهل انجیل باید به آنچه خدا در آن کتاب فرستاد حکم کنند، و هر کس به خلاف آنچه خدا فرستاده حکم کند چنین کس از فاسقان خواهد بود.///و باید که اهل انجیل بر وفق آنچه در آن هست حکم کنند، و کسانی که بر وفق آنچه خداوند نازل کرده است، حکم نکنند نافرمانند///اهل انجیل [= پیروان مسیح‌] نیز باید به آنچه خداوند در آن نازل کرده حکم کنند! و کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نمی‌کنند، فاسقند.///و باید حکم کنند انجیلیان بدانچه فرستاده است خدا در آن و آن کس که حکم نکند بدانچه فرستاده است خدا آنانند تبهکاران‌///و انجیلیان باید به آنچه خدا در آن نازل کرده داوری کنند و کسانی که به آنچه خدا نازل کرده حکم نکنند، آنان خودشان فاسقانند. quran_en_fa To thee We sent the Scripture in truth, confirming the scripture that came before it, and guarding it in safety: so judge between them by what Allah hath revealed, and follow not their vain desires, diverging from the Truth that hath come to thee. To each among you have we prescribed a law and an open way. If Allah had so willed, He would have made you a single people, but (His plan is) to test you in what He hath given you: so strive as in a race in all virtues. The goal of you all is to Allah; it is He that will show you the truth of the matters in which ye dispute; و ما این کتاب [قرآن] را به درستی و راستی به سوی تو نازل کردیم در حالی که تصدیق کننده کتاب‌های پیش از خود و نگهبان و گواه بر [حقانیت همه] آنان است؛ پس میان آنان بر طبق آنچه خدا نازل کرده است داوری کن، و [به هنگام داوری] سرپیچی از حقی که به سوی تو آمده از هواهای نفسانی آنان پیروی مکن. برای هر یک از شما شریعت و راه روشنی قرار دادیم. و اگر خدا می‌خواست همه شما را امت واحدی قرار می‌داد، ولی می‌خواهد شما را در آنچه به شما داده امتحان کند؛ پس به سوی کارهای نیک بر یکدیگر پیشی گیرید. بازگشت همه شما به سوی خداست؛ پس شما را به آنچه همواره درباره آن اختلاف می‌کردید، آگاه می‌کند.///و ما این کتاب [قرآن] را به درستی و راستی به سوی تو نازل کردیم در حالی که تصدیق کننده کتاب‌های پیش از خود و نگهبان و گواه بر [حقانیت همه] آنان است؛ پس میان آنان بر طبق آنچه خدا نازل کرده است داوری کن، و [به هنگام داوری] سرپیچی از حقی که به سوی تو آمده از هواهای نفسانی آنان پیروی مکن. برای هر یک از شما شریعت و راه روشنی قرار دادیم. و اگر خدا می‌خواست همه شما را امت واحدی قرار می‌داد، ولی می‌خواهد شما را در آنچه به شما داده امتحان کند؛ پس به سوی کارهای نیک بر یکدیگر پیشی گیرید. بازگشت همه شما به سوی خداست؛ پس شما را به آنچه همواره درباره آن اختلاف می‌کردید، آگاه می‌کند.///و این کتاب را به راستى بر تو نازل کردیم؛ تصدیق‌کننده و حاکم بر کتابهایى است که پیش از آن بوده‌اند. پس بر وفق آنچه خدا نازل کرده است در میانشان حکم کن و از پى خواهشهاشان مرو تا آنچه را از حق بر تو نازل شده است واگذارى. براى هر گروهى از شما شریعت و روشى نهادیم. و اگر خدا مى‌خواست همه شما را یک امت مى‌ساخت. ولى خواست در آنچه به شما ارزانى داشته است بیازمایدتان. پس در خیرات بر یکدیگر پیشى گیرید. همگى بازگشتتان به خداست تا از آنچه در آن اختلاف مى‌کردید آگاهتان سازد.///ما این کتاب (قرآن) را به راستى و حق بر تو نازل کردیم که مصدق و نگهبان کتاب‌هاى پیش از خود است. پس میان آنها بر طبق آنچه خدا نازل کرده داورى کن، و به جاى حقى که از جانب خدا آمده از هوس‌هاى آنها پیروى مکن. ما براى هر یک از شما شریعت و راه روشنى قرار دا///و ما این کتاب [=قرآن‌] را به حق به سوى تو فرو فرستادیم، در حالى که تصدیق‌کننده کتابهاى پیشین و حاکم بر آنهاست. پس میان آنان بر وفق آنچه خدا نازل کرده حکم کن، و از هواهایشان [با دور شدن‌] از حقى که به سوى تو آمده، پیروى مکن. براى هر یک از شما [امتها] شریعت و راه روشنى قرار داده‌ایم. و اگر خدا مى‌خواست شما را یک امت قرار مى‌داد، ولى [خواست‌] تا شما را در آنچه به شما داده است بیازماید. پس در کارهاى نیک بر یکدیگر سبقت گیرید. بازگشت [همه‌] شما به سوى خداست؛ آنگاه در باره آنچه در آن اختلاف مى‌کردید آگاهتان خواهد کرد.///و ما این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم، در حالى که کتب پیشین را راست مى‌شمرد و نگاهبان و حاکم بر آنهاست، پس بر طبق آنچه خدا نازل کرده، در میان آنها حکم کن و به جاى آنچه از حق به تو رسیده است، از هوا و هوس‌هاى آنها پیروى مکن. ما براى هر یک از شما [امت‌ها] آیین و طریقه‌ی روشنى قرار دادیم. و اگر خدا مى‌خواست، همه شما را امت یگانه قرار می‌داد؛ ولى [خواست‌] تا شما را در آنچه به شما داده است، بیازماید. پس در نیکی‌ها بر یکدیگر سبقت گیرید. بازگشت همه شما به سوى خداست و از آنچه در آن اختلاف مى‌کردید، به شما خبر خواهد داد.///و ما این (قرآن عظیم) را به حق بر تو فرستادیم که تصدیق به درستی و راستی همه کتب که در برابر اوست نموده و بر حقیقت کتب آسمانی پیشین گواهی می‌دهد. پس حکم کن میان آنها به آنچه خدا فرستاد و در اثر پیروی از خواهش‌های ایشان حکم حقی که بر تو آمده وامگذار، ما برای هر قومی از شما شریعت و طریقه‌ای مقرر داشتیم، و اگر خدا می‌خواست همه شما را یک امت می‌گردانید، و لیکن (این نکرد) تا شما را به احکامی که در کتاب خود به شما فرستاد بیازماید. پس به کارهای نیک سبقت گیرید، که بازگشت همه شما به سوی خداست و در آنچه اختلاف می‌نمایید شما را به (حقیقت) آن آگاه خواهد ساخت.///و کتاب آسمانی [قرآن‌] را به راستی و درستی بر تو نازل کردیم که همخوان با کتابهای آسمانی پیشین و حاکم بر آنهاست، پس در میان آنان بر وفق آنچه خداوند نازل کرده است، داوری کن و به جای حق و حقیقتی که بر تو نازل شده از هوی و هوس آنان پیروی مکن برای هریک از شما راه و روشی معین داشته‌ایم و اگر خداوند می‌خواست شما را امت یگانه‌ای قرار می‌داد ولی [چنین کرد] تا شما را در آنچه به شما بخشیده است بیازماید پس به انجام خیرات بشتابید، بازگشت همگی شما به سوی خداست، آنگاه شما را به [حقیقت‌] آنچه اختلاف داشتید آگاه خواهد ساخت‌///و این کتاب [= قرآن‌] را به حق بر تو نازل کردیم، در حالی که کتب پیشین را تصدیق می‌کند، و حافظ و نگاهبان آنهاست؛ پس بر طبق احکامی که خدا نازل کرده، در میان آنها حکم کن! از هوی و هوسهای آنان پیروی نکن! و از احکام الهی، روی مگردان! ما برای هر کدام از شما، آیین و طریقه روشنی قرار دادیم؛ و اگر خدا می‌خواست، همه شما را امت واحدی قرارمی‌داد؛ ولی خدا می‌خواهد شما را در آنچه به شما بخشیده بیازماید؛ (و استعدادهای مختلف شما را پرورش دهد). پس در نیکیها بر یکدیگر سبقت جویید! بازگشت همه شما، به سوی خداست؛ سپس از آنچه در آن اختلاف می‌کردید؛ به شما خبر خواهد داد.///فرستادیم بر تو کتاب را به حق تصدیق‌کننده آنچه پیش روی اوست از کتاب و نگهبانی بر آن پس حکم کن میان ایشان بدانچه خدا فرستاد و پیروی مکن آرزوهای ایشان را که متجاوز است از آنچه بیامده است تو را از حق برای هر کدام قرار دادیم راه و روشی و اگر می‌خواست خدا می‌گردانید شما را یک ملت لیکن تا بیازماید شما را در آنچه به شما داده است پس بشتابید به سوی نیکیها به سوی خدا است بازگشت شما همگی سپس آگهی دهد شما را بدانچه بودید در آن اختلاف‌کنندگان‌///و ما این کتاب [: قرآن] را به تمامی حق سوی تو فروفرستادیم، حال آنکه تصدیق‌کننده‌ی کتاب‌های پیشین برابرش و حاکم و محیط و نگهبان بر آنهاست. پس میان آنان برآنچه خدا نازل کرده حکم کن و هواهایشان را - با تجاوز از حقی که سوی تو آمده - پیروی مکن. برای هر یک از شما (امت‌های ولایت عزم) شریعت و راهی روشنگر قرار داده‌ایم. و اگر خدا می‌خواست شما را (در تکوین و دین) همواره امت واحدی قرار می‌داد، ولی همی‌خواهد شما را در آنچه به شما داده است بیازماید. پس در کارهای نیک بر یکدیگر سبقت بجویید. بازگشت همه‌ی شما سوی خداست؛ پس درباره‌ی آنچه در آن اختلاف می‌کرده‌اید به خوبی خبری مهم خواهد داد. quran_en_fa And this (He commands): Judge thou between them by what Allah hath revealed, and follow not their vain desires, but beware of them lest they beguile thee from any of that (teaching) which Allah hath sent down to thee. And if they turn away, be assured that for some of their crime it is Allah's purpose to punish them. And truly most men are rebellious. و میان آنان بر طبق آنچه خدا نازل کرده است داوری کن، و از هواهای نفسانی آنان پیروی مکن، و از آنان برحذر باش که مبادا تو را از بخشی از آنچه خدا به سویت نازل کرده است، منحرف کنند. پس اگر [ازداوری حکیمانه‌ات] روی گردانند، بدان که خدا می‌خواهد آنان را به سبب پاره‌ای از گناهانشان مجازات کند؛ و مسلما بسیاری از مردم فاسق اند.///و میان آنان بر طبق آنچه خدا نازل کرده است داوری کن، و از هواهای نفسانی آنان پیروی مکن، و از آنان برحذر باش که مبادا تو را از بخشی از آنچه خدا به سویت نازل کرده است، منحرف کنند. پس اگر [ازداوری حکیمانه‌ات] روی گردانند، بدان که خدا می‌خواهد آنان را به سبب پاره‌ای از گناهانشان مجازات کند؛ و مسلما بسیاری از مردم فاسق اند.///میانشان بر وفق آنچه خدا نازل کرده است حکم کن و از خواهشهاشان پیروى مکن و از ایشان بپرهیز که مبادا بفریبندت تا از بعضى از چیزهایى که خدا بر تو نازل کرده است سرباز زنى. و اگر رویگردان شدند بدان که خدا مى‌خواهد آنان را به پاداش برخى گناهانشان عقوبت کند، و هر آینه بسیارى از مردم نافرمانند.///و میان آنها مطابق آنچه خدا نازل کرده حکم کن و از هوس‌هایشان پیروى مکن، و از ایشان برحذر باش که مبادا تو را از برخى چیزها که خدا بر تو نازل کرده است غافل سازند. پس اگر پشت کردند، بدان که خدا مى‌خواهد سزاى پاره‌اى از گناهانشان را به آنها برساند، و به ر///و میان آنان به موجب آنچه خدا نازل کرده، داورى کن و از هواهایشان پیروى مکن و از آنان برحذر باش؛ مبادا تو را در بخشى از آنچه خدا بر تو نازل کرده به فتنه دراندازند. پس اگر پشت کردند، بدان که خدا مى‌خواهد آنان را فقط به [سزاى‌] پاره‌اى از گناهانشان برساند، و در حقیقت بسیارى از مردم نافرمانند.///و در میان اهل کتاب طبق آنچه خداوند نازل کرده، داورى کن و از هوس‌هاى آنان پیروى مکن و بر حذر باش که مبادا تو را نسبت به بخشى از آنچه خداوند بر تو نازل کرده، منحرف سازند. و اگر آنها روى گردانند، بدان که خداوند مى‌خواهد آنها را به خاطر پاره‌اى از گناهانشان مجازات کند. و بسیارى از مردم فاسق­اند.///و (تو ای پیغمبر) به آنچه خدا فرستاده میان آنان حکم کن و پیرو خواهش‌های ایشان مباش، و بیندیش که مبادا تو را فریب دهند و در بعض احکام که خدا به تو فرستاده تقاضای تغییر کنند. پس اگر از حکم خدا روی گردانیدند (باک مدار) بدان که خدا می‌خواهد آنها را به عقوبت بعض گناهانشان گرفتار سازد، و همانا بسیاری از مردم فاسق و بدکارند.///و در میان آنان بر وفق آنچه خداوند نازل کرده است، داوری کن و از هوی و هوس آنان پیروی مکن و از آنان بر حذر باش، مبادا که تو را از بعضی از آنچه خداوند بر تو نازل کرده است غافل کنند، و اگر رویگردان شدند بدان که خداوند می‌خواهد که آنان را به کیفر بعضی از گناهانشان دچار کند و بسیاری از مردم نافرمانند///و در میان آنها [= اهل کتاب‌]، طبق آنچه خداوند نازل کرده، داوری کن! و از هوسهای آنان پیروی مکن! و از آنها برحذر باش، مبادا تو را از بعض احکامی که خدا بر تو نازل کرده، منحرف سازند! و اگر آنها (از حکم و داوری تو)، روی گردانند، بدان که خداوند می‌خواهد آنان را بخاطر پاره‌ای از گناهانشان مجازات کند؛ و بسیاری از مردم فاسقند.///و آنکه حکم کن میان ایشان بدانچه فرستاد خدا و پیروی منما هوسهای ایشان را و بترس از ایشان که نبادا بفریبندت از پاره آنچه خدا فرستاده است به سوی تو پس اگر پشت کردند بدانکه می‌خواهد خدا آنکه بگیرد ایشان را به پاره‌ای از گناهانشان و همانا بسیاری از مردمند نافرمانان‌///و (دیگر) اینکه میان اینان به (موجب) آنچه خدا نازل کرده داوری کن و از هواهای‌شان پیروی مکن و از آنان برحذر باش، مبادا تو را در بخشی از آنچه خدا بر تو نازل کرده به فتنه در اندازند. پس اگر پشت کردند، بدان که خدا می‌خواهد فقط با پاره‌ای از گناهان‌شان گزندی بدیشان رساند. و بی‌گمان بسیاری از مردمان بسی نافرمان‌اند. quran_en_fa Do they then seek after a judgment of (the days of) ignorance? But who, for a people whose faith is assured, can give better judgment than Allah? پس آیا [با وجود مشعل نبوت و آیات روشن قرآن در میانشان] داوری جاهلیت را می‌طلبند؟! و برای قومی که یقین دارند، چه کسی در داوری بهتر از خدا است؟///پس آیا [با وجود مشعل نبوت و آیات روشن قرآن در میانشان] داوری جاهلیت را می‌طلبند؟! و برای قومی که یقین دارند، چه کسی در داوری بهتر از خدا است؟///آیا حکم جاهلیت را مى‌جویند؟ براى آن مردمى که اهل یقین هستند چه حکمى از حکم خدا بهتر است؟///آیا آنها خواهان حکم جاهلیت‌اند؟ و براى قومى که یقین دارند، حکم چه کسى از حکم خدا بهتر است///آیا خواستار حکم جاهلیت‌اند؟ و براى مردمى که یقین دارند، داورى چه کسى از خدا بهتر است؟///آیا آنها حکم جاهلیت را [از تو] مى‌خواهند؟! و چه کسى براى گروهى که یقین دارند، بهتر از خدا حکم مى‌کند؟///آیا باز تقاضای تجدید حکم زمان جاهلیت را دارند؟ و کدام حکم از احکام خدا برای اهل یقین نیکوتر خواهد بود؟!///آیا حکم عهد جاهلیت را می‌پسندند؟ و برای اهل یقین داوری چه کسی بهتر از خداوند است؟///آیا آنها حکم جاهلیت را (از تو) می‌خواهند؟! و چه کسی بهتر از خدا، برای قومی که اهل یقین هستند، حکم می‌کند؟!///آیا دستور جاهلیت را خواهند و کیست نکوتر از خدا در دستور برای گروهی که یقین دارند///پس آیا حکم جاهلیت را می‌جویند (که بپویند)؟ و برای مردمی که یقین می‌آورند، داوری چه کسی از خدا بهتر است‌؟ quran_en_fa O ye who believe! take not the Jews and the Christians for your friends and protectors: They are but friends and protectors to each other. And he amongst you that turns to them (for friendship) is of them. Verily Allah guideth not a people unjust. ای اهل ایمان! یهود و نصاری را سرپرستان و دوستان خود مگیرید، آنان سرپرستان و دوستان یکدیگرند [و تنها به روابط میان خود وفا دارند]. و هر کس از شما، یهود و نصاری را سرپرست و دوست خود گیرد از زمره آنان است؛ بی تردید خدا گروه ستمکار را هدایت نمی‌کند.///ای اهل ایمان! یهود و نصاری را سرپرستان و دوستان خود مگیرید، آنان سرپرستان و دوستان یکدیگرند [و تنها به روابط میان خود وفا دارند]. و هر کس از شما، یهود و نصاری را سرپرست و دوست خود گیرد از زمره آنان است؛ بی تردید خدا گروه ستمکار را هدایت نمی‌کند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، یهود و نصارا را به دوستى برمگزینید. آنان خود دوستان یکدیگرند. هر کس از شما که ایشان را به دوستى گزیند در زمره آنهاست. و خدا ستمکاران را هدایت نمى کند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! یهود و نصارا را [تکیه گاه و] دوستان خود نگیرید آنها دوستان و هوادار یکدیگرند و هر که از شما آنها را به دوستى گیرد از آنهاست. همانا خداوند ظالمان را هدایت نمى‌کند///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، یهود و نصارى را دوستان [خود] مگیرید [که‌] بعضى از آنان دوستان بعضى دیگرند. و هر کس از شما آنها را به دوستى گیرد، از آنان خواهد بود. آرى، خدا گروه ستمگران را راه نمى‌نماید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! یهودیان و مسیحیان را پشتیبان و دوست خود مگیرید، [که] آنها [در برابر شما] دوست و پشتیبان یکدیگرند و کسانى از شما که آنها را ولی خود بدانند، از آنها هستند. خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمى‌کند.///ای اهل ایمان، یهود و نصاری را به دوستی مگیرید، آنان بعضی دوستدار بعضی دیگرند، و هر که از شما مؤمنان با آنها دوستی کند به حقیقت از آنها خواهد بود؛ همانا خدا ستمکاران را هدایت نخواهد نمود.///ای مؤمنان یهودیان و مسیحیان را که [در مقابله با شما] دوست و هوادار یکدیگرند، به دوستی نگیرید، و هرکس از شما آنان را دوست نگیرد، و هر کس از شما آنان را دوست گیرد، جزو آنان است، خداوند ستمکاران را راهنمایی نمی‌کند///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! یهود و نصاری را ولی (و دوست و تکیه‌گاه خود،) انتخاب نکنید! آنها اولیای یکدیگرند؛ و کسانی که از شما با آنان دوستی کنند، از آنها هستند؛ خداوند، جمعیت ستمکار را هدایت نمی‌کند///ای آنان که ایمان آوردید نگیرید جهودان و ترسایان را دوستانی برخی از ایشانند دوستان برخی و کسی که دوستی کند با آنان از شما هر آینه او از آنان است همانا خدا هدایت نکند گروه ستمگران را///هان ای کسانی که ایمان آوردید! یهودیان و نصرانیان را اولیاء [: دوستان و سرپرستان] (خود) مگیرید. بعضی از آنان اولیاء بعضی دیگرند (و) هرکس از شما آنان را به ولایت برگیرد، بی‌گمان (خود) از آنان است. خدا بی‌چون گروه ستمگران را هدایت نمی‌کند. quran_en_fa Those in whose hearts is a disease - thou seest how eagerly they run about amongst them, saying: "We do fear lest a change of fortune bring us disaster." Ah! perhaps Allah will give (thee) victory, or a decision according to His will. Then will they repent of the thoughts which they secretly harboured in their hearts. کسانی که در دل هایشان بیماری [دورویی] است، می‌بینی که در دوستی با یهود و نصاری شتاب می‌ورزند و [بر پایه خیال باطلشان که مبادا اسلام و مسلمانان تکیه گاه استواری نباشند] می‌گویند: می‌ترسیم آسیب و گزند ناگواری به ما برسد [به این سبب باید برای دوستی به سوی یهود و نصاری بشتابیم]. امید است خدا از سوی خود پیروزی یا واقعیت دیگری [به نفع مسلمانان] پیش آرد تا این بیماردلان بر آنچه در دل هایشان پنهان می‌داشتند، پشیمان شوند.///کسانی که در دل هایشان بیماری [دورویی] است، می‌بینی که در دوستی با یهود و نصاری شتاب می‌ورزند و [بر پایه خیال باطلشان که مبادا اسلام و مسلمانان تکیه گاه استواری نباشند] می‌گویند: می‌ترسیم آسیب و گزند ناگواری به ما برسد [به این سبب باید برای دوستی به سوی یهود و نصاری بشتابیم]. امید است خدا از سوی خود پیروزی یا واقعیت دیگری [به نفع مسلمانان] پیش آرد تا این بیماردلان بر آنچه در دل هایشان پنهان می‌داشتند، پشیمان شوند.///آنهایى را که در دل مرضى دارند مى‌بینى که به صحبتشان مى‌شتابند، مى‌گویند: مى‌ترسیم که به ما آسیبى رسد. اما باشد که خدا فتحى پدید آرد یا کارى کند، آنگاه از آنچه در دل نهان داشته بودند پشیمان شوند.///و لیکن بیماردلان را مى‌بینى که در [دوستى‌] آنها مى‌شتابند و مى‌گویند: مى‌ترسیم حادثه بدى براى ما پیش آید [و به کمک آنها نیازمند شویم‌]. ولى شاید خدا پیروزى یا حادثه دیگرى از جانب خود [براى مسلمین‌] پیش آورد و این دسته از آنچه در دل نهان داشتند پشیما///مى‌بینى کسانى که در دلهایشان بیمارى است، در [دوستى‌] با آنان شتاب مى‌ورزند. مى‌گویند: «مى‌ترسیم به ما حادثه ناگوارى برسد.» امید است خدا از جانب خود فتح [منظور] یا امر دیگرى را پیش آورد، تا [در نتیجه آنان‌] از آنچه در دل خود نهفته داشته‌اند پشیمان گردند.///پس کسانى را که در دل‌هایشان بیمارى است، مى‌بینى که در [دوستی با] آنان بر یکدیگر پیشى مى‌گیرند و مى‌گویند: «مى‌ترسیم حادثه‌اى براى ما پیش آید.» چه بسا خداوند پیروزى یا حادثه‌ی دیگرى از سوى خود [به نفع مسلمانان] پیش بیاورد و این دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشیمان گردند.///گروهی منافق را که دلهاشان ناپاک است خواهی دید که در (راه دوستی) ایشان می‌شتابند و می‌گویند: ما از آن می‌ترسیم که (در گردش روزگار) مبادا آسیبی از آنها به ما رسد. باشد که خدا فتحی پیش آورد و یا امری دیگر از طرف خود، تا منافقان از آنچه (به نفاق) در دل نهان کردند سخت پشیمان شوند.///آنگاه بیماردلان را می‌بینی که در کار آنان می‌کوشند و می‌گویند می‌ترسیم بلایی بر سرمان بیاید، چه بسا خداوند گشایش و رهایشی از سوی خویش پیش آورد تا سرانجام از آنچه در دل خویش نهفتند، پشیمان گردند///(ولی) کسانی را که در دلهایشان بیماری است می‌بینی که در (دوستی با آنان)، بر یکدیگر پیشی می‌گیرند، و می‌گویند: «می‌ترسیم حادثه‌ای برای ما اتفاق بیفتد (و نیاز به کمک آنها داشته باشیم!)» شاید خداوند پیروزی یا حادثه دیگری از سوی خود (به نفع مسلمانان) پیش بیاورد؛ و این دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشیمان گردند!///بینی آنان را که در دلهاشان بیماریی است می‌شتابند در ایشان گویند ترسیم به ما رسد پیشامدی امید است خدا بیارد پیروزی یا امری را از نزد خویش چنان که بگردند از آنچه در دلهای خود نهان می‌داشتند پشیمان‌///پس می‌بینی کسانی که در دل‌هایشان بیماری‌ای است، در (رابطه‌ی با) آنان شتاب می‌ورزند. گویند: «می‌ترسیم (در غیر این صورت) حادثه‌ی ناگواری گریبان‌گیرمان شود.» امید است خدا فتح یا امر دیگری را (به ویژگی) از جانب خویش پیش آورد، پس (در نتیجه آنان) از آنچه در (دل‌های) خودشان پنهان داشته‌اند پشیمان باشند. quran_en_fa And those who believe will say: "Are these the men who swore their strongest oaths by Allah, that they were with you?" All that they do will be in vain, and they will fall into (nothing but) ruin. و کسانی که ایمان آورده‌اند [به مؤمنان دیگر] می‌گویند: آیا این بیماردلان آنانند که به سخت‌ترین سوگندهایشان به خدا سوگند می‌خوردند که با شما مؤمنانند؟! [ولی روشن شد که دروغ می‌گفتند. آنان یهود و نصاری را به سرپرستی و دوستی گرفتند و به این سبب] اعمالشان تباه و بی اثر شد، در نتیجه زیانکار شدند.///و کسانی که ایمان آورده‌اند [به مؤمنان دیگر] می‌گویند: آیا این بیماردلان آنانند که به سخت‌ترین سوگندهایشان به خدا سوگند می‌خوردند که با شما مؤمنانند؟! [ولی روشن شد که دروغ می‌گفتند. آنان یهود و نصاری را به سرپرستی و دوستی گرفتند و به این سبب] اعمالشان تباه و بی اثر شد، در نتیجه زیانکار شدند.///آنها که ایمان آورده‌اند مى‌گویند: آیا اینان همان کسانند که به خدا سوگندهاى سخت مى‌خوردند که با شما خواهند بود؟ اعمالشان باطل گردید و خود در زمره زیانکاران درآمدند.///و کسانى که ایمان آورده‌اند مى‌گویند: آیا این [منافقان‌] بودند که با تأکید به خدا قسم مى‌خوردند که واقعا با شما هستند؟ [آرى‌] اعمال آنها تباه شد و زیانکار گردیدند///و کسانى که ایمان آورده‌اند، مى‌گویند: «آیا اینان بودند که به خداوند سوگندهاى سخت مى‌خوردند که جدا با شما هستند؟» اعمالشان تباه شد و زیانکار گردیدند.///و آنها که ایمان آورده‌اند مى‌گویند: «آیا این [منافقان] همان‌ها هستند که با نهایت تأکید به خدا سوگند یاد کردند که با شما هستند؟!» اعمالشان نابود گشت و زیانکار شدند.///و اهل ایمان گویند: آیا اینان هستند که با جدیت و مبالغه بسیار به خدا سوگند یاد می‌کردند که ما از شما هستیم؟! اعمالشان باطل گردید و سخت زیانکار شدند.///و مؤمنان گویند آیا اینان بودند که سخت‌ترین سوگندهایشان را به نام خدا می‌خوردند که همراه [و همدست‌] شما هستند؟ اعمالشان تباه شده و زیانکار گردیده‌اند///آنها که ایمان آورده‌اند می‌گویند: «آیا این (منافقان) همانها هستند که با نهایت تأکید سوگند یاد کردند که با شما هستند؟! (چرا کارشان به اینجا رسید؟!)» (آری،) اعمالشان نابود گشت، و زیانکار شدند.///گویند کسانی که ایمان آوردند آیا اینانند آنان که سوگند یاد نمودند به سوگندهای سخت خویش که ایشانند با شما تباه شد کارهای ایشان و شدند زیانکاران‌///و کسانی که ایمان آوردند گویند: «آیا ایشان کسانی‌اند که به خدا سوگندهای سختشان را می‌خوردند (که) بی‌گمان با شمایند؟» اعمالشان تباه شد؛ پس ناگهان زیانکار گردیدند. quran_en_fa O ye who believe! if any from among you turn back from his Faith, soon will Allah produce a people whom He will love as they will love Him,- lowly with the believers, mighty against the rejecters, fighting in the way of Allah, and never afraid of the reproaches of such as find fault. That is the grace of Allah, which He will bestow on whom He pleaseth. And Allah encompasseth all, and He knoweth all things. ای اهل ایمان! هر کس از شما از دینش برگردد [زیانی به خدا نمی‌رساند] خدا به زودی گروهی را می‌آورد که آنان را دوست دارد، و آنان هم خدا را دوست دارند؛ در برابر مؤمنان فروتن اند، و در برابر کافران سرسخت و قدرتمندند، همواره در راه خدا جهاد می‌کنند، و از سرزنش هیچ سرزنش کننده‌ای نمی‌ترسند. این فضل خداست که به هر کس بخواهد می‌دهد؛ و خدا بسیار عطاکننده و داناست.///ای اهل ایمان! هر کس از شما از دینش برگردد [زیانی به خدا نمی‌رساند] خدا به زودی گروهی را می‌آورد که آنان را دوست دارد، و آنان هم خدا را دوست دارند؛ در برابر مؤمنان فروتن اند، و در برابر کافران سرسخت و قدرتمندند، همواره در راه خدا جهاد می‌کنند، و از سرزنش هیچ سرزنش کننده‌ای نمی‌ترسند. این فضل خداست که به هر کس بخواهد می‌دهد؛ و خدا بسیار عطاکننده و داناست.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، هر که از شما از دینش بازگردد چه باک؛ زودا که خدا مردمى را بیاورد که دوستشان بدارد و دوستش بدارند. در برابر مؤمنان فروتنند و در برابر کافران سرکش؛ در راه خدا جهاد مى‌کنند و از ملامت هیچ ملامتگرى نمى‌هراسند. این فضل خداست که به هر کس که خواهد ارزانى دارد، و خداوند بخشاینده و داناست.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! هر کس از شما از دینش برگردد، خدا به زودى جمعیتى را به عرصه مى‌آورد که دوستشان دارد و دوستش مى‌دارند، با مؤمنان افتاده و با کافران سختگیرند، در راه خدا جهاد مى‌کنند و از ملامت هیچ ملامتگرى نمى‌ترسند. این فضل خداست که به ه///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، هر کس از شما از دین خود برگردد، به زودى خدا گروهى [دیگر] را مى‌آورد که آنان را دوست مى‌دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند. [اینان‌] با مؤمنان، فروتن، [و] بر کافران سرفرازند. در راه خدا جهاد مى‌کنند و از سرزنش هیچ ملامتگرى نمى‌ترسند. این فضل خداست. آن را به هر که بخواهد مى‌دهد، و خدا گشایشگر داناست.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! هر کس از شما از آیین خود بازگردد، [بداند که‌] خداوند در آینده قومى را مى‌آورد که آنها را دوست دارد و آنها [نیز] او را دوست دارند. [آنان‌] با مؤمنان فروتن و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند، در راه خدا جهاد مى‌کنند و از سرزنش هیچ ملامت­گرى هراس ندارند. این فضل خداست که به هرکس بخواهد عنایت مى‌فرماید و خدا رحمت‌گستری داناست.///ای گروهی که ایمان آورده‌اید، هر که از شما از دین خود مرتد شود به زودی خدا قومی را که بسیار دوست دارد و آنها نیز خدا را دوست دارند و نسبت به مؤمنان سرافکنده و فروتن و به کافران سرافراز و مقتدرند (به نصرت اسلام) برانگیزد که در راه خدا جهاد کنند و (در راه دین) از نکوهش و ملامت احدی باک ندارند. این است فضل خدا، به هر که خواهد عطا کند و خدا را رحمت وسیع بی‌منتهاست و (به احوال همه) دانا است.///ای مؤمنان هر کس از شما از دینش [اسلام‌] برگردد، [بداند که‌] خداوند به زودی قومی به عرصه می‌آورد که دوستشان می‌دارد و آنان نیز او را دوست می‌دارند، اینان با مؤمنان مهربان و فروتن و با کافران سختگیرند، در راه خدا [به جهاد] می‌کوشند و از ملامت هیچ ملامت‌گری نمی‌هراسند، این فضل الهی است که به هر کس که بخواهد ارزانی می‌دارد و خداوند گشایشگر داناست‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، (به خدا زیانی نمی‌رساند؛ خداوند جمعیتی را می‌آورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ آنها در راه خدا جهاد می‌کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد (و شایسته ببیند) می‌دهد؛ و (فضل) خدا وسیع، و خداوند داناست.///ای آنان که ایمان آوردید هر کس بازگردد از شما از دین خود بزودی بیارد خدا قومی را که دوستش دارند و دوستشان دارد فروتنان برابر مؤمنان گردن فرازان بر کافران بکوشند در راه خدا و نترسند سرزنش سرزنشگری را این است فضل خدا که دهدش به هر که خواهد و خدا است گشایشمند دانا///هان ای کسانی که ایمان آوردید! هرکس از شما از دین خود برگردد خدا - در آینده - گروهی (دیگر) را می‌آورد که آنان را دوست می‌دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند. (اینان) بر مؤمنان، فروتن (و) بر کافران، سرفراز و فراتن‌اند (و) در راه خدا جهاد می‌کنند و از ملامت هیچ ملامتگری نمی‌ترسند؛ این فضل خداست، آن را به هر که بخواهد می‌دهد و خدا گشایشگری بسیار داناست. quran_en_fa Your (real) friends are (no less than) Allah, His Messenger, and the (fellowship of) believers,- those who establish regular prayers and regular charity, and they bow down humbly (in worship). سرپرست و دوست شما فقط خدا و رسول اوست و مؤمنانی [مانند علی بن ابی طالب اند] که همواره نماز را برپا می‌دارند و در حالی که در رکوعند [به تهیدستان] زکات می‌دهند.///سرپرست و دوست شما فقط خدا و رسول اوست و مؤمنانی [مانند علی بن ابی طالب اند] که همواره نماز را برپا می‌دارند و در حالی که در رکوعند [به تهیدستان] زکات می‌دهند.///جز این نیست که ولى شما خداست و رسول او و مؤمنانى که نماز مى‌خوانند و همچنان که در رکوعند انفاق مى‌کنند.///ولى و سرپرست شما تنها خدا و رسول اوست و کسانى که ایمان آورده‌اند همانها که نماز را برپا مى‌دارند و در حال رکوع زکات مى‌دهند [على علیه السلام‌]///ولى شما، تنها خدا و پیامبر اوست و کسانى که ایمان آورده‌اند: همان کسانى که نماز برپا مى‌دارند و در حال رکوع زکات مى‌دهند.///سرپرست و ولى شما تنها خداست و پیامبر او و کسانی که ایمان آورده­اند. همان کسانی که نماز برپا مى‌دارند و در حال رکوع زکات مى‌دهند.///ولی امر و یاور شما تنها خدا و رسول و مؤمنانی خواهند بود که نماز به پا داشته و به فقرا در حال رکوع زکات می‌دهند (به اتفاق مفسران مراد علی علیه السلام است).///همانا سرور شما خداوند است و پیامبر او و مؤمنانی که نماز را برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند///سرپرست و ولی شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‌اند؛ همانها که نماز را برپا می‌دارند، و در حال رکوع، زکات می‌دهند.///جز این نیست که دوست شما خدا است و رسول او و آنان که ایمان آوردند آنان که بپای دارند نماز را و بدهند زکوة را حالی که ایشانند رکوع‌گزاران‌///ولی شما تنها خدا و پیامبرش و کسانی‌اند که ایمان آوردند؛ (همان) کسانی که نماز را بر پا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند. quran_en_fa As to those who turn (for friendship) to Allah, His Messenger, and the (fellowship of) believers,- it is the fellowship of Allah that must certainly triumph. و کسانی که خدا و رسولش و مؤمنانی [چون علی بن ابی طالب] را به سرپرستی و دوستی بپذیرند [حزب خدایند،] و یقینا حزب خدا [در هر زمان و همه جا] پیروزند.///و کسانی که خدا و رسولش و مؤمنانی [چون علی بن ابی طالب] را به سرپرستی و دوستی بپذیرند [حزب خدایند،] و یقینا حزب خدا [در هر زمان و همه جا] پیروزند.///و هر که خدا و پیامبر او و مؤمنان را ولى خود گزیند، بداند که پیروزمندان گروه خداوندند.///و هر که ولایت خدا و رسول او و کسانى را که ایمان آورده‌اند بپذیرد [از حزب خداست‌]، و بى‌تردید حزب خدا پیروزند///و هر کس خدا و پیامبر او و کسانى را که ایمان آورده‌اند ولى خود بداند [پیروز است، چرا که‌] حزب خدا همان پیروزمندانند.///و کسانى که ولایت خدا و پیامبر او و آن مؤمنان را بپذیرند، بی­شک حزب خدا پیروز است.///و هر کس که خدا و رسول و اهل ایمان را ولی و فرمانروای خود داند (فیروز است) که تنها لشکر خدا فاتح و غالب خواهد بود.///و کسانی که خداوند و پیامبر او و مؤمنان را دوست بدارند [بدانند که‌] خدا خواهان پیروزند///و کسانی که ولایت خدا و پیامبر او و افراد باایمان را بپذیرند، پیروزند؛ (زیرا) حزب و جمعیت خدا پیروز است.///و آنکس که دوستی کند با خدا و پیمبرش و آنان که ایمان آوردند همانا حزب خدا است پیروزمندان‌///و هر کس خدا و پیامبرش و کسانی را که ایمان آوردند ولی خود برگیرد (پیروزمند است). پس حزب خدا بی‌گمان همانا پیروزمندانند. quran_en_fa O ye who believe! take not for friends and protectors those who take your religion for a mockery or sport,- whether among those who received the Scripture before you, or among those who reject Faith; but fear ye Allah, if ye have faith (indeed). ای مؤمنان! کسانی که دین شما را مسخره و بازیچه گرفته‌اند، چه از اهل کتاب و چه از کافران، سرپرستان و دوستان خود مگیرید؛ و اگر مؤمن هستید از خدا پروا کنید.///ای مؤمنان! کسانی که دین شما را مسخره و بازیچه گرفته‌اند، چه از اهل کتاب و چه از کافران، سرپرستان و دوستان خود مگیرید؛ و اگر مؤمن هستید از خدا پروا کنید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، اهل کتاب را که دین شما را به مسخره و بازى مى‌گیرند، و نیز کافران را به دوستى برمگزینید. و اگر ایمان آورده‌اید از خدا بترسید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! کسانى را که دین شما را به بازیچه گرفته‌اند- چه از کسانى که پیش از شما کتاب داده شده‌اند و چه از کافران- دوستان خود مگیرید، و از خدا بترسید اگر واقعا مؤمنید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، کسانى را که دین شما را به ریشخند و بازى گرفته‌اند [چه‌] از کسانى که پیش از شما به آنان کتاب داده شده و [چه از] کافران، دوستان [خود] مگیرید، و اگر ایمان دارید از خدا پروا دارید.///اى کسانی که ایمان آورده‌اید! کسانی را که آیین شما را به استهزاء و بازى مى‌گیرند، از اهل کتاب وکافران، ولى خود انتخاب نکنید و اگر ایمان دارید، از خدا پروا کنید.///ای اهل ایمان، با آن گروه از اهل کتاب و کافران که دین شما را به فسوس و بازیچه گرفتند دوستی مکنید و از خدا بترسید اگر به او ایمان آورده‌اید.///ای مؤمنان کسانی را که دین شما را به ریشخند و بازیچه می‌گیرند، چه از کسانی که پیش از شما بدیشان کتاب داده شد، و چه کافران دوست نگیرید، و اگر [به راستی‌] مؤمنید از خداوند پروا کنید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! افرادی که آیین شما را به باد استهزاء و بازی می‌گیرند -از اهل کتاب و مشرکان- ولی خود انتخاب نکنید؛ و از خدا بپرهیزید اگر ایمان دارید!///ای آنان که ایمان آوردید نگیرید آنان را که دین شما را ریشخند و بازیچه گرفتند از آنان که داده شدند کتاب را پیش از شما و کافران و دوستانی و بترسید خدا را اگر هستید مؤمنان‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! کسانی را که دین شما را به مسخره و بازی گرفته‌اند (چه) از کسانی که پیش از شما به آنان کتاب داده شده و (چه از) کافران (دیگر، اینان را) اولیائی (برای خودتان) مگیرید و اگر مؤمن بوده‌اید از خدا پروا بدارید. quran_en_fa When ye proclaim your call to prayer they take it (but) as mockery and sport; that is because they are a people without understanding. و چون برای نماز ندا در می‌دهید، آن را به مسخره و بازی می‌گیرند؛ این کار زشتشان به سبب این است که آنان گروهی هستند که [در حقایق و معارف] اندیشه نمی‌کنند.///و چون برای نماز ندا در می‌دهید، آن را به مسخره و بازی می‌گیرند؛ این کار زشتشان به سبب این است که آنان گروهی هستند که [در حقایق و معارف] اندیشه نمی‌کنند.///و چون بانگ نماز کنید آن را به مسخره و بازیچه گیرند، زیرا مردمى هستند که نمى‌اندیشند.///و چون [با اذان‌] به نماز ندا دهید، آن را به مسخره و بازى مى‌گیرند. این از آن روست که آنها مردمى نابخردند///و هنگامى که [به وسیله اذان، مردم را] به نماز مى‌خوانید، آن را به مسخره و بازى مى‌گیرند، زیرا آنان مردمى‌اند که نمى‌اندیشند.///و هنگامى که [اذان مى‌گویید و مردم را] به نماز فرامى‌خوانید، آن را به مسخره و بازى مى‌گیرند. این به خاطر آن است که آنها گروهى هستند که نمى‌اندیشند.///و چون شما ندای نماز بلند کنید آن را مسخره و بازی فرض کنند، زیرا آن قوم مردمی بی‌خرد و نادانند.///و چون بانگ نماز در دهید، آن را به ریشخند و بازیچه می‌گیرند، این از آن است که قومی نابخردند///آنها هنگامی که (اذان می‌گویید، و مردم را) به نماز فرا می‌خوانید، آن را به مسخره و بازی می‌گیرند؛ این بخاطر آن است که آنها جمعی نابخردند.///و هنگامی که بانگ برآرید برای نماز گیرندش مسخره و بازیچه این بدان است که آنانند گروهی نابخردان‌///و هنگامی‌که (با اذان و اقامه مردمان را) به نماز می‌خوانید آن را به مسخره و بازی می‌گیرند، از آن روی که آنان بی‌گمان گروهی هستند (که) خردورزی نمی‌کنند. quran_en_fa Say: "O people of the Book! Do ye disapprove of us for no other reason than that we believe in Allah, and the revelation that hath come to us and that which came before (us), and (perhaps) that most of you are rebellious and disobedient?" بگو: ای اهل کتاب! آیا جز این را بر ما عیب می‌گیرید که ما به خدا و آنچه از سوی او بر ما نازل شده و آنچه پیش از ما [بر پیامبران] فرود آمده ایمان آورده‌ایم؟! و این [عیب جویی شما به سبب این است] که بیشتر شما فاسق هستید.///بگو: ای اهل کتاب! آیا جز این را بر ما عیب می‌گیرید که ما به خدا و آنچه از سوی او بر ما نازل شده و آنچه پیش از ما [بر پیامبران] فرود آمده ایمان آورده‌ایم؟! و این [عیب جویی شما به سبب این است] که بیشتر شما فاسق هستید.///بگو: اى اهل کتاب، آیا ما را سرزنش مى‌کنید؟ جز این است که ما به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه پیش از این نازل شده است ایمان آورده‌ایم و شما بیشترین نافرمان هستید؟///بگو: اى اهل کتاب! آیا [علت این که‌] بر ما خرده مى‌گیرید؟ جز این است که ما به خداى یگانه و به آنچه بر ما نازل شده و آنچه پیش از این نازل گردیده، ایمان آورده‌ایم؟ و این به خاطر آن است که اغلب شما نافرمانید///بگو: «اى اهل کتاب، آیا جز این بر ما عیب مى‌گیرید که ما به خدا و به آنچه به سوى ما نازل شده، و به آنچه پیش از این فرود آمده است ایمان آورده‌ایم، و اینکه بیشتر شما فاسقید؟»///بگو: «اى اهل کتاب! آیا جز برای این به ما خرده مى‌گیرید که ما به خداوند یگانه، و به آنچه بر ما نازل شده، و به آنچه پیش از این نازل گردیده است، ایمان آورده‌ایم. و حال آن که بیشتر شما نافرمانید.»///بگو: ای اهل کتاب، آیا جز آنکه ما مسلمین به خدا و کتاب خودمان و کتاب شما ایمان آوردیم و شما (ایمان نیاورده و) اکثر فاسقید چیز دیگری موجب کینه و انکار شما بر ما هست؟///بگو ای اهل کتاب آیا جز به خاطر اینکه به خدا و آنچه بر ما و پیش از ما نازل شده است، ایمان داریم با ما سر ستیز دارید؟ و آیا جز به خاطر آن است که اغلب شما نافرمانید؟///بگو: «ای اهل کتاب! آیا به ما خرده می‌گیرید؟ (مگر ما چه کرده‌ایم) جز اینکه به خداوند یگانه، و به آنچه بر ما نازل شده، و به آنچه پیش از این نازل گردیده، ایمان آورده‌ایم. و این، بخاطر آن است که بیشتر شما، از راه حق، خارج شده‌اید.»///بگو ای اهل کتاب آیا کینه جوئید از ما جز آنکه ایمان آوردیم به خدا و آنچه بر ما فرستاده شده و آنچه فرستاده شده است از پیش و همانا بیشتر شمائید نافرمانان‌///بگو: «هان ای اهل کتاب! آیا جز برای این از ما انکار و انگار و پیگیری دارید که ما به خدا و آنچه سوی ما نازل شده و به آنچه پیش از این فرود آمده‌است، ایمان آوردیم و اینکه بی‌گمان بیشترتان فاسقانید؟» quran_en_fa Say: "Shall I point out to you something much worse than this, (as judged) by the treatment it received from Allah? those who incurred the curse of Allah and His wrath, those of whom some He transformed into apes and swine, those who worshipped evil;- these are (many times) worse in rank, and far more astray from the even path!" بگو: آیا شما را از کسانی که کیفرشان [از مؤمنانی که به خیال خود از آنان عیب می‌گیرید و آنان را سزاوار عذاب می‌دانید] نزد خدا بدتر است، خبر دهم؟ [آنان] کسانی [از گذشتگان خود شما] هستند که خدا لعنتشان کرده، و بر آنان خشم گرفته، و برخی از آنان را به صورت بوزینه و خوک درآورده، و [نیز آنان که] طاغوت را پرستیدند؛ اینانند که جایگاه و منزلتشان بدتر و از راه راست گمراه ترند.///بگو: آیا شما را از کسانی که کیفرشان [از مؤمنانی که به خیال خود از آنان عیب می‌گیرید و آنان را سزاوار عذاب می‌دانید] نزد خدا بدتر است، خبر دهم؟ [آنان] کسانی [از گذشتگان خود شما] هستند که خدا لعنتشان کرده، و بر آنان خشم گرفته، و برخی از آنان را به صورت بوزینه و خوک درآورده، و [نیز آنان که] طاغوت را پرستیدند؛ اینانند که جایگاه و منزلتشان بدتر و از راه راست گمراه ترند.///بگو: آیا شما را از کسانى که در نزد خدا کیفرى بدتر از این دارند خبر بدهم: کسانى که خدایشان لعنت کرده و بر آنها خشم گرفته و بعضى را بوزینه و خوک گردانیده است و خود بت پرستیده‌اند؟ اینان را بدترین جایگاه است و از راه راست گمگشته‌ترند.///بگو: آیا شما را از چیزى که عقوبتش نزد خدا از این هم بدتر است خبر بدهم؟ کسانى که خدا آنها را از رحمتش دور ساخت و بر آنان خشم گرفت و برخى از ایشان را به میمون‌ها و خوک‌ها مسخ نمود، و آنان که طاغوت و بت را پرستیدند. اینانند که موقعیت آنها [خیلى‌] بدتر ا///بگو: «آیا شما را به بدتر از [صاحبان‌] این کیفر در پیشگاه خدا، خبر دهم؟ همانان که خدا لعنتشان کرده و بر آنان خشم گرفته و از آنان بوزینگان و خوکان پدید آورده، و آنانکه طاغوت را پرستش کرده‌اند. اینانند که از نظر منزلت، بدتر، و از راه راست گمراه‌ترند.»///بگو: «آیا شما را از جایگاه و کیفرى که نزد خدا بدتر از این است، باخبر کنم؟! کسانى که خداوند آنها را از رحمت خود دور ساخته و مورد خشم قرار داده و بعضى از آنها را [مسخ کرده و] به صورت میمون‌ها و خوک‌هایى قرار داده است. آنها در بندگى طاغوت در آمده‌اند. جایگاه آنها بدتر است و از راه راست گمراه‌ترند.»///بگو (ای پیغمبر): آیا شما را آگاه سازم که کدام قوم را نزد خدا بدترین پاداش است؟ کسانی که خدا بر آنها لعن و غضب کرده و برخی از آنان را به بوزینه و خوک مسخ نموده و آن کس که بندگی طاغوت (شیطان) کرده. این گروه را (نزد خدا) بدترین منزلت است و آنها گمراه‌ترین مردم از راه راستند.///بگو آیا از کسانی که در نزد خداوند از این هم بد سرانجام‌تراند آگاهتان کنم؟ [اینان‌] کسانی هستند که خداوند لعنتشان کرده و بر آنان خشم گرفته و طاغوت را پرستیده‌اند و [خداوند] آنان را [همچون‌] بوزینه و خوک گردانده است، اینان بدمقام‌تر و از راه راست [از همه‌] گم‌گشته‌تراند///بگو: «آیا شما را از کسانی که موقعیت و پاداششان نزد خدا بدتر از این است، با خبر کنم؟ کسانی که خداوند آنها را از رحمت خود دور ساخته، و مورد خشم قرار داده، (و مسخ کرده،) و از آنها، میمونها و خوکهایی قرار داده، و پرستش بت کرده‌اند؛ موقعیت و محل آنها، بدتر است؛ و از راه راست، گمراهترند.»///بگو آیا خبر دهم شما را به بدتر از این پاداشی از نزد خدا آنکس که دور کردش خدا و خشم بر او گرفت و قرار داد از ایشان میمونان و خوکان و پرستندگان سرکش آنانند بدترین در جایگاه و گمراهتر از راه راست‌///بگو: «آیا شما را به بدتر از (گرفتاران به) این کیفر در پیشگاه خدا خبری مهم از جهت ثوابشان نزد خدا بدهم‌؟ کسانی که خدا لعنتشان کرده و بر آنان خشم گرفته و از آنان بوزینگان و خوکان قرار داده. و آنان که طاغوت را پرستش کردند اینانند که از نظر جایگاه، بدتر و از راه راست (از همگان) گمراه‌ترند.» quran_en_fa When they come to thee, they say: "We believe": but in fact they enter with a mind against Faith, and they go out with the same but Allah knoweth fully all that they hide. و هنگامی که نزد شما آیند، گویند: ایمان آوردیم. در حالی که با کفر وارد می‌شوند، و با کفر بیرون می‌روند؛ و خدا به کفر و نفاقی که همواره پنهان می‌کنند، داناتر است.///و هنگامی که نزد شما آیند، گویند: ایمان آوردیم. در حالی که با کفر وارد می‌شوند، و با کفر بیرون می‌روند؛ و خدا به کفر و نفاقی که همواره پنهان می‌کنند، داناتر است.///و چون نزد شما آمدند، گفتند که ایمان آوردیم؛ و حال آنکه با کفر داخل شدند و با کفر خارج گشتند، و خدا به آنچه پنهان مى‌دارند آگاه‌تر است.///و چون نزد شما آیند گویند: ایمان آوردیم در حالى که با کفر وارد شده‌اند و با کفر بیرون رفته‌اند، و خدا به آنچه کتمان مى‌کنند آگاه‌تر است///و چون نزد شما مى‌آیند، مى‌گویند: «ایمان آوردیم.» در حالى که با کفر وارد شده و قطعا با همان [کفر] بیرون رفته‌اند. و خدا به آنچه پنهان مى‌داشتند داناتر است.///و هنگامى که نزد شما مى‌آیند، مى‌گویند: «ایمان آورده‌ایم.» در حالى که با کفر آمده و با کفر رفته‌اند. و خداوند از آنچه پنهان مى‌داشتند، آگاه‌تر است.///و چون آنان در نزد شما آیند اظهار کنند ما ایمان آورده‌ایم و حال آنکه با همان کفر و انکار که (به اسلام) درآمدند باز (از اسلام) بیرون شدند، و خدا به کفر و نفاقی که در درون دل پنهان می‌دارند داناتر است.///و چون به نزد شما آیند گویند ایمان آورده‌ایم و حال آنکه هم با کفر پیش شما آمده و هم با کفر از نزد شما بیرون رفته‌اند، و خداوند به آنچه پنهان می‌داشتند آگاه‌تر است‌///هنگامی که نزد شما می‌آیند، می‌گویند: «ایمان آورده‌ایم!» (اما) با کفر وارد می‌شوند، و با کفر خارج می‌گردند؛ و خداوند، از آنچه کتمان می‌کردند، آگاهتر است!///و هرگاه شما را آیند گویند ایمان آوردیم حالی که با کفر درون رفتند و با آن برون آمدند و خدا است داناتر بدانچه نهان می‌سازند///و هنگامی که نزد شما آیند گویند: «ایمان آوردیم. ‌» در حالی که بی‌چون با کفر وارد شده و بی‌گمان با (آن) بیرون رفتند و خدا به آنچه پنهان می‌داشته‌اند داناتر است. quran_en_fa Many of them dost thou see, racing each other in sin and rancour, and their eating of things forbidden. Evil indeed are the things that they do. و بسیاری از آنان را می‌بینی که در گناه و تجاوز [از حدود خدا] و حرام خوری خود می‌شتابند؛ همانا بد است اعمالی که همواره انجام می‌دادند.///و بسیاری از آنان را می‌بینی که در گناه و تجاوز [از حدود خدا] و حرام خوری خود می‌شتابند؛ همانا بد است اعمالی که همواره انجام می‌دادند.///مى‌بینى بسیارى از ایشان را که به گناه و تجاوز و حرامخوارگى مى‌شتابند. چه بد کارهایى مى‌کردند.///و بسیارى از آنها را مى‌بینى که در گناه و تعدى و حرامخوارى سبقت مى‌گیرند واقعا بد عمل مى‌کنند///و بسیارى از آنان را مى‌بینى که در گناه و تعدى و حرامخوارى خود شتاب مى‌کنند. واقعا چه اعمال بدى انجام مى‌دادند.///بسیارى از آنها را مى‌بینى که در گناه و تجاوز و حرام‌خواری، بر یکدیگر سبقت مى‌جویند، چه زشت است کارى که انجام مى‌دهند!///بسیاری از آنها را بنگری که در گناه و ستمکاری و خوردن حرام می‌شتابند؛ بسیار بد کاری را پیشه خود نمودند.///و بسیاری از آنان را می‌بینی که در گناهکاری و ستمگری و رشوه‌خواری می‌کوشند، چه بد است کار و کردارشان‌///بسیاری از آنان را می‌بینی که در گناه و تعدی، و خوردن مال حرام، شتاب می‌کنند! چه زشت است کاری که انجام می‌دادند!///بینی بسیاری را از ایشان پیشی می‌گیرند بر همدیگر در شتافتن به سوی گناه و ستمگری و خوردنشان رشوت را چه زشت است آنچه بودند می‌کردند///و بسیاری از آنان را می‌بینی که در گناه پیگیر و دشمنی و حرام‌خواری هلاکت‌بارشان شتاب می‌کنند؛ همواره چه کارهای بدی انجام می‌داده‌اند. quran_en_fa Why do not the rabbis and the doctors of Law forbid them from their (habit of) uttering sinful words and eating things forbidden? Evil indeed are their works. چرا دانشمندان الهی مسلک [و کاملان در دین] و عالمان یهود، آنان را از گفتار گناه آلود و حرام خواری بازنمی دارند؟ بسیار زشت است سکوتی که همواره پیش می‌گرفتند.///چرا دانشمندان الهی مسلک [و کاملان در دین] و عالمان یهود، آنان را از گفتار گناه آلود و حرام خواری بازنمی دارند؟ بسیار زشت است سکوتی که همواره پیش می‌گرفتند.///از چه روى خداپرستان و دانشمندان، آنان را از گفتار بد و حرامخوارگى باز نمى‌دارند. چه بد کارهایى مرتکب مى‌شدند.///چرا علما و دانشمندان، آنها را از سخنان گناه آلود و خوردن مال حرام باز نمى‌دارند؟ به راستى زشت است آنچه انجام مى‌دادند///چرا الهیون و دانشمندان، آنان را از گفتار گناه‌ [آلود] و حرامخوارگى‌شان باز نمى‌دارند؟ راستى چه بد است آنچه انجام مى‌دادند.///چرا دانشمندان نصارا و یهود، آنها را از سخنان گناه‌آمیز و حرام‌خواری، نهى نمى‌کنند؟! چه زشت است عملى که انجام مى‌دادند!///چرا علما و روحانیون آنها را از گفتار زشت و خوردن مال حرام باز نمی‌دارند؟ همانا کاری بسیار زشت را پیشه خود نمودند.///چرا علمای ربانی و احبار آنان را از سخنان ناشایسته‌شان و رشوه‌خواری‌شان نهی نمی‌کنند؟ چه بد است کار و کردارشان‌///چرا دانشمندان نصاری و علمای یهود، آنها را از سخنان گناه‌آمیز و خوردن مال حرام، نهی نمی‌کنند؟! چه زشت است عملی که انجام می‌دادند!///چرا نهیشان نمی‌کنند خداپرستان و دانشمندان از گفتنشان گناه را و خوردنشان رشوت را چه زشت است آنچه بودند می‌ساختند///چرا ربانیان آنان را از گفتار گناه‌آلودشان و (از) حرام‌خوارگی هلاکت‌بارشان باز نمی‌دارند؟ به‌راستی چه بد است آنچه می‌ساخته‌اند. quran_en_fa The Jews say: "Allah's hand is tied up." Be their hands tied up and be they accursed for the (blasphemy) they utter. Nay, both His hands are widely outstretched: He giveth and spendeth (of His bounty) as He pleaseth. But the revelation that cometh to thee from Allah increaseth in most of them their obstinate rebellion and blasphemy. Amongst them we have placed enmity and hatred till the Day of Judgment. Every time they kindle the fire of war, Allah doth extinguish it; but they (ever) strive to do mischief on earth. And Allah loveth not those who do mischief. و یهود گفتند: دست [قدرت] خدا [نسبت به تصرف در امور آفرینش، تشریع قوانین و عطا کردن روزی] بسته است. دست هاشان بسته باد و به کیفر گفتار باطلشان بر آنان لعنت باد؛ بلکه هر دو دست خدا همواره گشوده و باز است [به هر چیز و به هر کس] هر گونه بخواهد، روزی می‌دهد. و مسلما آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده است، بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می‌افزاید. و ما میان [یهود، نصاری و گروه‌های دیگر] آنان تا روز قیامت کینه و دشمنی انداختیم. هر زمان آتشی را برای جنگ [با اهل ایمان] افروختند خدا آن را خاموش کرد، و همواره در زمین برای فساد می‌کوشند، و خدا مفسدان را دوست ندارد.///و یهود گفتند: دست [قدرت] خدا [نسبت به تصرف در امور آفرینش، تشریع قوانین و عطا کردن روزی] بسته است. دست هاشان بسته باد و به کیفر گفتار باطلشان بر آنان لعنت باد؛ بلکه هر دو دست خدا همواره گشوده و باز است [به هر چیز و به هر کس] هر گونه بخواهد، روزی می‌دهد. و مسلما آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده است، بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می‌افزاید. و ما میان [یهود، نصاری و گروه‌های دیگر] آنان تا روز قیامت کینه و دشمنی انداختیم. هر زمان آتشی را برای جنگ [با اهل ایمان] افروختند خدا آن را خاموش کرد، و همواره در زمین برای فساد می‌کوشند، و خدا مفسدان را دوست ندارد.///یهود گفتند که دست خدا بسته است. دستهاى خودشان بسته باد. و بدین سخن که گفتند ملعون گشتند. دستهاى خدا گشاده است. به هر سان که بخواهد روزى مى‌دهد. و آنچه بر تو از جانب پروردگارت نازل شده است، به طغیان و کفر بیشترشان خواهد افزود. ما تا روز قیامت میانشان دشمنى و کینه افکنده‌ایم. هرگاه که آتش جنگ را افروختند خدا خاموشش ساخت. و آنان در روى زمین به فساد مى‌کوشند، و خدا مفسدان را دوست ندارد.///و یهود گفتند: دست خدا بسته است. دست‌هاى خودشان بسته باد! و به سزاى این [ناروا] که گفتند از رحمت خدا دور گشتند بلکه دو دست او باز است، هرگونه بخواهد مى‌بخشد. و به تحقیق آنچه از جانب خدا بر تو نازل شده بر کفر و طغیان بسیارى از آنان مى‌افزاید، و تا روز///و یهود گفتند: «دست خدا بسته است.» دستهاى خودشان بسته باد. و به [سزاى] آنچه گفتند، از رحمت خدا دور شوند. بلکه هر دو دست او گشاده است، هر گونه بخواهد مى‌بخشد. و قطعا آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو فرود آمده، بر طغیان و کفر بسیارى از ایشان خواهد افزود، و تا روز قیامت میانشان دشمنى و کینه افکندیم. هر بار که آتشى براى پیکار برافروختند، خدا آن را خاموش ساخت. و در زمین براى فساد مى‌کوشند. و خدا مفسدان را دوست نمى‌دارد.///و یهودیان گفتند: «دست خدا بسته است!» دست‌هایشان بسته باد! و به خاطر این سخن از رحمت [الهى] دور شوند! بلکه هر دو دست [قدرت] او گشاده است. هرگونه بخواهد، مى‌بخشد، و این آیات که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغیان و کفر بسیارى از آنها مى‌افزاید، و ما در میان آنها، تا روز قیامت دشمنى و کینه افکندیم. هر زمان آتش جنگى افروختند، خدا آن را خاموش ساخت، و براى فساد در زمین مى‌کوشند و خداوند مفسدان را دوست ندارد.///یهود گفتند: دست (قدرت) خدا بسته است! به واسطه این گفتار (دروغ) دست آنها بسته شده و به لعن خدا گرفتار گردیدند، بلکه دو دست (قدرت) خدا گشاده است و هر گونه بخواهد (بر خلق) انفاق می‌کند. و همانا قرآنی که به تو نازل گشت بر کفر و طغیان بسیاری از اهل کتاب بیفزاید و ما (به کیفر آن) تا قیامت آتش کینه و دشمنی را در میان آنها برافروختیم، هر گاه برای جنگ (با مسلمانان) آتشی برافروختند خدا آن آتش را خاموش ساخت، و آنها در روی زمین به فسادکاری می‌کوشند، و هرگز خدا مردم ستمکار مفسد را دوست نمی‌دارد.///و یهودیان مدعی شدند که دست خداوند [از آفرینش یا بخشش‌] بسته است، دستان خودشان بسته باد، و به خاطر این سخن که گفتند لعنت بر آنان باد، آری دستان او گشاده است، هرگونه که خواهد ببخشد، و آنچه از سوی پروردگارت نازل می‌شود [نزول قرآن‌]، بر طغیان و کفر بسیاری از آنان می‌افزاید، و تا روز قیامت دشمنی و کینه در میانشان انداخته‌ایم، هربار که آتش جنگ افروختند خداوند آن را خاموش گرداند، و در این سرزمین به فتنه و فساد می‌کوشند و خداوند مفسدان را دوست ندارد///و یهود گفتند: «دست خدا (با زنجیر) بسته است.» دستهایشان بسته باد! و بخاطر این سخن، از رحمت (الهی) دور شوند! بلکه هر دو دست (قدرت) او، گشاده است؛ هرگونه بخواهد، می‌بخشد! ولی این آیات، که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‌افزاید. و ما در میان آنها تا روز قیامت عداوت و دشمنی افکندیم. هر زمان آتش جنگی افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت؛ و برای فساد در زمین، تلاش می‌کنند؛ و خداوند، مفسدان را دوست ندارد.///گفتند جهودان دست خدا بسته به زنجیر است به زنجیر بسته باد دستهای آنان و لعنت بر آنان باد بدانچه گفتند بلکه دستهای او است باز می‌بخشد هرگونه خواهد و همانا می‌افزاید بسیاری از آنان را آنچه فرستاده شد بسوی تو از پروردگارت سرکشی و کفر و افکندیم میان ایشان دشمنی و کینه را تا روز قیامت هرگاه بیفروزند آتشی را برای جنگ فرونشاندش خدا و بکوشند به تبهکاری در زمین و خدا دوست ندارد تبهکاران را///و یهودیان گفتند: «دست خدا بسته است.» دست‌های خودشان بسته است و به سبب آنچه گفتند از رحمت خدا دورند. بلکه (خدا) هر دو دستش گشاده است، هرگونه بخواهد می‌بخشد و همانا آنچه از جانب پروردگارت سوی تو فرود آمده، بی‌گمان بر طغیان و کفر بسیاری از ایشان خواهد افزود و تا روز قیامت میانشان دشمنی و کینه افکندیم. هربار که آتشی برای پیکار برافروختند، خدا آن را خاموش کرد و (آنان) در زمین به افساد می‌کوشند و خدا مفسدان را دوست نمی‌دارد. quran_en_fa If only the People of the Book had believed and been righteous, We should indeed have blotted out their iniquities and admitted them to gardens of bliss. و اگر اهل کتاب [به آیین اسلام] ایمان می‌آوردند و پرهیزکاری می‌کردند، یقینا گناهانشان را محو می‌کردیم، و آنان را در بهشت‌های پر نعمت در می‌آوردیم.///و اگر اهل کتاب [به آیین اسلام] ایمان می‌آوردند و پرهیزکاری می‌کردند، یقینا گناهانشان را محو می‌کردیم، و آنان را در بهشت‌های پر نعمت در می‌آوردیم.///اگر اهل کتاب ایمان بیاورند و پرهیزگارى کنند، گناهانشان را خواهیم زدود و آنها را به بهشتهاى پرنعمت داخل خواهیم کرد.///و اگر اهل کتاب ایمان آورده و تقوا پیشه کرده بودند، قطعا گناهانشان را مى‌بخشیدیم و آنها را به باغ‌هاى پرنعمت داخل مى‌ساختیم///و اگر اهل کتاب ایمان آورده و پرهیزگارى کرده بودند، قطعا گناهانشان را مى‌زدودیم و آنان را به بوستانهاى پر نعمت درمى‌آوردیم.///و اگر اهل کتاب ایمان مى‌آوردند و تقوا پیشه مى‌کردند، گناهانشان را مى‌بخشیدیم و آنها را در باغ‌هاى پرنعمت بهشت وارد مى‌ساختیم.///و چنانچه اهل کتاب ایمان آرند و تقوا پیشه کنند ما البته گناهانشان را محو و مستور می‌سازیم و آنها را در بهشت پر نعمت داخل می‌گردانیم.///و اگر اهل کتاب ایمان آورده و تقوا ورزند، سیئاتشان را می‌زداییم و ایشان را به بوستانهای [بهشتی‌] پرنعمت درمی‌آوریم‌///و اگر اهل کتاب ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند، گناهان آنها را می‌بخشیم؛ و آنها را در باغهای پرنعمت بهشت، وارد می‌سازیم.///اگر آنکه اهل کتاب ایمان می‌آوردند و پرهیزکاری می‌کردند هرآینه می‌ستردیم از ایشان گناهان ایشان را و درمی‌آوردیمشان به باغستان نعمت‌///و اگر اهل کتاب ایمان آورند و پرهیزگاری کنند، از ایشان گناهانشان را بی‌گمان می‌زداییم و به‌راستی آنان را به بوستان‌های پرنعمت درمی‌آوریم. quran_en_fa If only they had stood fast by the Law, the Gospel, and all the revelation that was sent to them from their Lord, they would have enjoyed happiness from every side. There is from among them a party on the right course: but many of them follow a course that is evil. و اگر آنان تورات و انجیل [واقعی] و آنچه را که از سوی پروردگارشان به آنان نازل شده برپا می‌داشتند، بی تردید از برکات آسمان و زمین بهره مند می‌شدند. از آنان گروهی میانه رو و معتدل اند، و بسیاری از آنان بد است آنچه را انجام می‌دهند.///و اگر آنان تورات و انجیل [واقعی] و آنچه را که از سوی پروردگارشان به آنان نازل شده برپا می‌داشتند، بی تردید از برکات آسمان و زمین بهره مند می‌شدند. از آنان گروهی میانه رو و معتدل اند، و بسیاری از آنان بد است آنچه را انجام می‌دهند.///و اگر تورات و انجیل و آنچه را که از جانب خدا بر آنها نازل شده بر پاى دارند، از فراز سر و زیر پایشان روزى بخورند. بعضى از ایشان مردمى میانه‌رو هستند و بسیاریشان بدکردارند.///و اگر آنها [احکام‌] تورات و انجیل و آنچه را که از جانب پروردگارشان به سوى آنها نازل شده، برپا مى‌کردند، بى‌تردید از بالاى سر و از زیر پایشان روزى مى‌خوردند. از آنها گروهى میانه رو و معتدل هستند ولى بسیارى از ایشان بد عمل مى‌کنند///و اگر آنان به تورات و انجیل و آنچه از جانب پروردگارشان به سویشان نازل شده است، عمل مى‌کردند، قطعا از بالاى سرشان [برکات آسمانى‌] و از زیر پاهایشان [برکات زمینى‌] برخوردار مى‌شدند. از میان آنان گروهى میانه‌رو هستند، و بسیارى از ایشان بد رفتار مى‌کنند.///و اگر آنها تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارشان به سوى آنها فروفرستاده شده است، برپا مى‌داشتند، از نعمت‌هاى آسمانى و زمینى برخوردار مى‌شدند. جمعى از آنها میانه‌رو هستند؛ ولى بیشترشان بدکردارند.///و چنانچه آنها به دستور تورات و انجیل خودشان و قرآنی که از سوی پروردگارشان به سوی آنها نازل شده قیام می‌کردند البته به هر گونه نعمت از بالا و پایین برخوردار می‌شدند، (لیکن) برخی از آنان مردمی میانه‌رو و معتدل، و بسیاری از آنها بسی زشتکار و بد عملند.///و اگر آنان به تورات و انجیل و آنچه از سوی پروردگارشان بر آنها نازل شده است، عمل می‌کردند از برکات آسمانی و زمینی برخوردار می‌شدند، از آنان امت میانه‌رویی هستند، و بسیاری از آنان بدکردارند///و اگر آنان، تورات و انجیل و آنچه را از سوی پروردگارشان بر آنها نازل شده [= قرآن‌] برپا دارند، از آسمان و زمین، روزی خواهند خورد؛ جمعی از آنها، معتدل و میانه‌رو هستند، ولی بیشترشان اعمال بدی انجام می‌دهند.///و اگر بپای می‌داشتند تورات و انجیل و آنچه را فرستاده شده است به سوی ایشان از پروردگارشان همانا می‌خوردند از بالای سر و از زیر پایهای خود ایشانند گروهی میانه‌رو و بسیاری از ایشان زشت است آنچه می‌کنند///و اگر آنان تورات و انجیل و آنچه را از جانب پروردگارشان سویشان نازل شده‌است بر پا دارند، بی‌چون از بالای سرشان (از برکات آسمانی) و از زیر پاهایشان (از برکات زمینی) خورده و برخوردار می‌شوند (تا چه رسد به مسلمانان!)؛ از میان آنان گروهی میانه‌رو هستند و بسیاری از ایشان چه بد عمل می‌کنند. quran_en_fa O Messenger! proclaim the (message) which hath been sent to thee from thy Lord. If thou didst not, thou wouldst not have fulfilled and proclaimed His mission. And Allah will defend thee from men (who mean mischief). For Allah guideth not those who reject Faith. ای پیامبر! آنچه از سوی پروردگارت [درباره ولایت و رهبری علی بن أبی طالب امیرالمؤمنین (علیه السلام)] بر تو نازل شده ابلاغ کن؛ و اگر انجام ندهی پیام خدا را نرسانده‌ای. و خدا تو را از [آسیب و گزند] مردم نگه می‌دارد؛ قطعا خدا گروه کافران را هدایت نمی‌کند.///ای پیامبر! آنچه از سوی پروردگارت [درباره ولایت و رهبری علی بن أبی طالب امیرالمؤمنین (علیه السلام)] بر تو نازل شده ابلاغ کن؛ و اگر انجام ندهی پیام خدا را نرسانده‌ای. و خدا تو را از [آسیب و گزند] مردم نگه می‌دارد؛ قطعا خدا گروه کافران را هدایت نمی‌کند.///اى پیامبر، آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان. اگر چنین نکنى امر رسالت او را ادا نکرده‌اى. خدا تو را از مردم حفظ مى‌کند، که خدا مردم کافر را هدایت نمى‌کند.///اى پیامبر! آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ کن و اگر نکنى رسالت او را انجام نداده‌اى، و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مى‌دارد. همانا خدا گروه کافران را هدایت نمى‌کند///اى پیامبر، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، ابلاغ کن؛ و اگر نکنى پیامش را نرسانده‌اى. و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مى‌دارد. آرى، خدا گروه کافران را هدایت نمى‌کند.///اى پیامبر! آنچه را از سوى پروردگارت به تو نازل شده است، به طور کامل [به مردم] برسان. و اگر چنین نکنى، [گویى هیچ] پیام او را نرسانده‌اى. [و به وظیفه‌ى رسالت خود عمل نکرده‌اى.] و [بدان که] خداوند تو را از [شر] مردم حفظ مى‌کند. خداوند گروه کافران را هدایت نمى‌کند.///ای پیغمبر، آنچه از خدا بر تو نازل شد (به خلق) برسان که اگر نرسانی تبلیغ رسالت و اداء وظیفه نکرده‌ای، و خدا تو را از (شر) مردمان محفوظ خواهد داشت، (و دل قوی دار که) خدا کافران را (به هیچ راه موفقیتی) راهنمایی نخواهد کرد.///ای پیامبر آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده است [به مردم‌] برسان، و اگر چنین نکنی، رسالت او را نگزارده‌ای، و خداوند تو را از [آسیب‌] مردمان حفظ می‌کند، خداوند خدانشناسان را هدایت نمی‌کند///ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا (به مردم) برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای! خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم، نگاه می‌دارد؛ و خداوند، جمعیت کافران (لجوج) را هدایت نمی‌کند.///ای پیمبر ابلاغ کن آنچه را فرود آمد بر تو از پروردگارت و اگر نکنی نرسانده باشی پیام او را و خدا نگه می‌داردت از مردم همانا خدا هدایت نکند گروه کافران را///هان ای پیامبر! آنچه را از جانب پروردگارت سوی تو نازل شده، ابلاغ کن و اگر (ابلاغ) نکنی پیام (سرنوشت‌ساز) رسالتش را نرسانده‌ای و خدا تو را از (گزند) مردمان نگاه می‌دارد. خدا گروه کافران را بی‌گمان هدایت نمی‌کند. quran_en_fa Say: "O People of the Book! ye have no ground to stand upon unless ye stand fast by the Law, the Gospel, and all the revelation that has come to you from your Lord." It is the revelation that cometh to thee from thy Lord, that increaseth in most of them their obstinate rebellion and blasphemy. But sorrow thou not over (these) people without Faith. بگو: ای اهل کتاب! شما بر مسلک صحیح و درستی نیستید تا زمانی که تورات و انجیل و آنچه از جانب پروردگارتان به سوی شما نازل شده بر پا دارید، و بی تردید آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده، بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می‌افزاید، پس بر گروه کافران غمگین مباش.///بگو: ای اهل کتاب! شما بر مسلک صحیح و درستی نیستید تا زمانی که تورات و انجیل و آنچه از جانب پروردگارتان به سوی شما نازل شده بر پا دارید، و بی تردید آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده، بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می‌افزاید، پس بر گروه کافران غمگین مباش.///بگو: اى اهل کتاب، شما هیچ نیستید، تا آنگاه که تورات و انجیل و آنچه را از جانب پروردگارتان بر شما نازل شده است بر پاى دارید. آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است بر طغیان و کفر بیشترینشان بیفزاید. پس بر این مردم کافر غمگین مباش.///بگو: اى اهل کتاب! تا وقتى که [احکام‌] تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارتان به سوى شما نازل شده برپا نکنید هیچ اعتبارى ندارید، و [هشدار که‌] آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده، بى‌گمان بر کفر و طغیان بسیاریشان مى‌افزاید. پس بر قوم کافر اندوه مخور///بگو: «اى اهل کتاب، تا [هنگامى که‌] به تورات و انجیل و آنچه از پروردگارتان به سوى شما نازل شده است عمل نکرده‌اید بر هیچ [آیین بر حقى‌] نیستید.» و قطعا آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، بر طغیان و کفر بسیارى از آنان خواهد افزود. پس بر گروه کافران اندوه مخور.///بگو: «اى اهل کتاب! بر هیچ چیز [از آیین حق] نیستید مگر آن که تورات و انجیل و آنچه را از سوى پروردگارتان نازل شده، برپا دارید.» و بى‌گمان آنچه از پروردگارت به سوى تو فرو فرستاده شده، سرکشى و کفر بسیارى از آنان را خواهد افزود، پس بر کافران [و مخالفت آنان] اندوه مخور!///(ای پیغمبر) بگو: ای اهل کتاب، شما ارزشی ندارید تا آنکه به دستور تورات و انجیل و قرآنی که به شما از جانب خدا فرستاده شده قیام کنید. و همانا قرآنی که به تو از سوی پروردگارت نازل شد (به جای آنکه به آن ایمان آرند) بر کفر و سرکشی بسیاری از آنان خواهد افزود، در این صورت (تو ای پیغمبر) بر حال کافران نباید تأسف خوری.///بگو ای اهل کتاب مادام که به تورات و انجیل و آنچه از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده است، عمل نکرده‌اید، حقی به دست ندارید، و آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل می‌شود [قرآن‌] بر طغیان و کفر بسیاری از آنان می‌افزاید، پس بر قوم کافر دریغ مخور///ای اهل کتاب! شما هیچ آیین صحیحی ندارید، مگر اینکه تورات و انجیل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا دارید. ولی آنچه بر تو از سوی پروردگارت نازل شده، (نه تنها مایه بیداری آنها نمی‌گردد، بلکه) بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‌افزاید. بنابر این، از این قوم کافر، (و مخالفت آنها،) غمگین مباش!///بگو ای اهل کتاب نیستید بر چیزی تا بپای دارید تورات و انجیل را و آنچه فرود آمده است بر شما از پروردگار شما و هرآینه بیفزاید بسیاری از ایشان را آنچه فرود آمده است بر تو از پروردگارت سرکشی و کفر پس اندوهگین نباش بر گروه کافران‌///بگو: «هان ای اهل کتاب! بر هیچ (آیین حقی) نیستید تا (هنگامی‌که) تورات و انجیل و آنچه [: قرآن] را از جانب پروردگارتان سویتان نازل شده‌است بر پا دارید.» و همواره آنچه از جانب پروردگارت سوی تو نازل شده، همانا بر طغیان و کفر بسیاری از آنان خواهد افزود. پس بر گروه کافران اندوه مدار. quran_en_fa Those who believe (in the Qur'an), those who follow the Jewish (scriptures), and the Sabians and the Christians,- any who believe in Allah and the Last Day, and work righteousness,- on them shall be no fear, nor shall they grieve. یقینا کسانی که [از روی ظاهر] به اسلام گرویده‌اند و یهودی‌ها و صابئان و نصاری [با متصف بودن به عنوان اسلام یا یهودیت یا صابئیت یا نصرانیت، اهل سعادت و نجات نیستند،] هر کدام [از این گروه‌ها در زمان هر پیامبری از روی یقین و اخلاص] به خدا و روز قیامت ایمان آورده و کار شایسته انجام داده باشند، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.///یقینا کسانی که [از روی ظاهر] به اسلام گرویده‌اند و یهودی‌ها و صابئان و نصاری [با متصف بودن به عنوان اسلام یا یهودیت یا صابئیت یا نصرانیت، اهل سعادت و نجات نیستند،] هر کدام [از این گروه‌ها در زمان هر پیامبری از روی یقین و اخلاص] به خدا و روز قیامت ایمان آورده و کار شایسته انجام داده باشند، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.///هرآینه از میان آنان که ایمان آورده‌اند و یهود و صابئان و نصارا هر که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد و کار شایسته کند بیمى بر او نیست و محزون نمى‌شود.///بى‌گمان، آنها که [صورى‌] ایمان آوردند و آنها که یهودى شدند و مسیحیان و صابئى‌ها، هر که [از اینان‌] به خداى یگانه و روز جزا ایمان [واقعى‌] بیاورد و عمل نیکو انجام دهد، نه ترسى بر آنهاست و نه غمگین مى‌شوند///کسانى که ایمان آورده و کسانى که یهودى و صابئى و مسیحى‌اند، هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان آورد و کار نیکو کند، پس نه بیمى بر ایشان است و نه اندوهگین خواهند شد.///کسانى که ایمان آوردند و یهودیان و صابئان و نصارا، هر کدام به خدا و روز قیامت ایمان بیاورند و کار شایسته انجام دهند، نه بیمى خواهند داشت و نه اندوهگین مى‌گردند.///البته هر کس از گرویدگان به اسلام و یهودان و ستاره‌پرستان و نصاری که به خدا و روز قیامت ایمان آورد و نیکوکار شود هرگز آنان را ترسی و اندوهی (در عالم آخرت) نخواهد بود.///از مؤمنان و یهودیان و صابئین و مسیحیان، هر کس که به خداوند و روز بازپسین ایمان آورده و نیکوکاری کرده باشد، نه بیمی بر آنهاست و نه اندوهگین می‌شوند///آنها که ایمان آورده‌اند، و یهود و صابئان و مسیحیان، هرگاه به خداوند یگانه و روز جزا، ایمان بیاورند، و عمل صالح انجام دهند، نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین خواهند شد.///همانا آنکه ایمان آوردند و آنان که جهود شدند و صابیان و ترسایان هر کس ایمان آرد به خدا و روز بازپسین و کردار شایسته کند نیست بر ایشان بیمی و نه اندوهگین شوند///بی‌گمان کسانی که ایمان آورده و کسانی (هم) که یهودی شده و (یا) صابئی [: التقاطی] و (یا) نصرانی‌اند، هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان آورد و کار نیکو کند، نه بیمی بر ایشان است و نه ایشان اندوهگین می‌شوند. quran_en_fa We took the covenant of the Children of Israel and sent them messengers, every time, there came to them a messenger with what they themselves desired not - some (of these) they called impostors, and some they (go so far as to) slay. البته ما از بنی اسرائیل [بر اطاعت از خدا و پیروی از موسی] پیمان گرفتیم و پیامبرانی به سوی ایشان فرستادیم؛ هرگاه پیامبری احکام و قوانینی که دلخواهشان نبود برای آنان می‌آورد، گروهی را تکذیب کرده و گروهی را می‌کشتند!!///البته ما از بنی اسرائیل [بر اطاعت از خدا و پیروی از موسی] پیمان گرفتیم و پیامبرانی به سوی ایشان فرستادیم؛ هرگاه پیامبری احکام و قوانینی که دلخواهشان نبود برای آنان می‌آورد، گروهی را تکذیب کرده و گروهی را می‌کشتند!!///ما از بنى اسرائیل پیمان گرفتیم و پیامبرانى برایشان فرستادیم. هرگاه که پیامبرى چیزى مى‌گفت که با خواهش دلشان موافق نبود، گروهى را تکذیب مى‌کردند و گروهى را مى‌کشتند.///به تحقیق ما از بنى اسرائیل پیمان گرفتیم و پیامبرانى به سوى آنها فرستادیم، [اما] هرگاه پیامبرى تعلیماتى براى آنها آورد که دلخواهشان نبود، گروهى را دروغگو شمردند و گروهى را کشتند///ما از فرزندان اسرائیل سخت پیمان گرفتیم، و به سویشان پیامبرانى روانه کردیم. هر بار پیامبرى چیزى بر خلاف دلخواهشان برایشان آورد، گروهى را تکذیب مى‌کردند و گروهى را مى‌کشتند.///ما از بنى‌اسرائیل پیمان گرفتیم و پیامبرانى به سوى آنان فرستادیم. [اما] هرگاه پیامبرى برایشان [سخن و] پیامى آورد که دلخواهشان نبود، دسته‌اى را دروغگو شمردند و دسته‌اى [دیگر] را کشتند.///ما از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم و پیغمبرانی بر آنها فرستادیم؛ اما هر گاه رسولی آمد که بر خلاف هوای نفس آنها سخن گفت، گروهی را تکذیب کرده و گروهی را می‌کشتند.///به راستی از بنی‌اسرائیل پیمان گرفتیم و به سوی آنان پیامبرانی فرستادیم، [اما] هرگاه که پیامبری احکامی بر خلاف دلخواهشان آورد، گروهی را دروغگو انگاشتند و گروهی را کشتند///ما از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم؛ و رسولانی به سوی آنها فرستادیم؛ (ولی) هر زمان پیامبری حکمی بر خلاف هوسها و دلخواه آنها می‌آورد، عده‌ای را تکذیب می‌کردند؛ و عده‌ای را می‌کشتند.///همانا گرفتیم پیمان بنی‌اسرائیل را و فرستادیم بسوی آنان پیمبرانی هرگاه می‌آمدشان پیمبری بدانچه هوس نمی‌کرد دلهای ایشان گروهی را دروغگو شمردند و کشتند گروهی را///ما به‌راستی از فرزندان اسرائیل پیمانی سخت گرفتیم و سویشان پیامبرانی روانه کردیم. هر بار پیامبری چیزی برخلاف هواهایشان برایشان آورد، گروهی را تکذیب کردند و گروهی را می‌کشند. quran_en_fa They thought there would be no trial (or punishment); so they became blind and deaf; yet Allah (in mercy) turned to them; yet again many of them became blind and deaf. But Allah sees well all that they do. وپنداشتند که عذاب و مجازاتی وجود ندارد؛ بنابراین [از دیدن واقعیات] کور و [از شنیدن حقایق و معارف] کر شدند، سپس [بعد از آگاهی و توبه کردن] خدا توبه آنان را پذیرفت. باز بسیاری از آنان کور و کر شدند! و خدا به آنچه انجام می‌دهند، بیناست.///وپنداشتند که عذاب و مجازاتی وجود ندارد؛ بنابراین [از دیدن واقعیات] کور و [از شنیدن حقایق و معارف] کر شدند، سپس [بعد از آگاهی و توبه کردن] خدا توبه آنان را پذیرفت. باز بسیاری از آنان کور و کر شدند! و خدا به آنچه انجام می‌دهند، بیناست.///و پنداشتند که عقوبتى نخواهد بود. پس کور و کر شدند. آنگاه خدا توبه‌شان بپذیرفت. باز بسیارى از آنها کور و کر شدند. هر چه مى‌کنند خدا مى‌بیند.///و پنداشتند که گرفتارى و آزمایشى در کار نیست، لذا [از درک حقایق‌] کور و کر شدند. سپس [چون متنبه شدند] خدا به آنها عطف توجه کرد. باز بسیارى از آنها کور و کر شدند، و خدا به آنچه انجام مى‌دهند بصیر است///و پنداشتند کیفرى در کار نیست. پس کور و کر شدند. سپس خدا توبه آنان را پذیرفت. باز بسیارى از ایشان کور و کر شدند، و خدا به آنچه انجام مى‌دهند بیناست.///آنها گمان کردند کیفر و آزمایشى [برایشان] نخواهد بود، پس [از دیدن حقایق] کور و [از شنیدن سخنان حق،] کر شدند. سپس خداوند [لطف خویش را بر آنان بازگرداند و] توبه‌شان را پذیرفت. دیگر بار بسیارى از آنان [از دیدن و شنیدن آیات الهى] کور و کر شدند. و خداوند به آنچه مى‌کنند، بیناست.///و گمان کردند که بر آنها فتنه و امتحانی نخواهد بود، پس (از دیدن و شنیدن امر خدا) کور و کر شدند، (و پس از آن همه اعمال زشت) باز خدا توبه آنها را پذیرفت، اما باز هم بسیاری دیگر کور و کر شدند؛ و خدا به هر چه می‌کنند آگاه است.///و گمان بردند که آزمونی در کار نخواهد بود، لذا هوش و گوششان را از دست دادند، سپس خداوند از آنان درگذشت، دیگربار بسیاری از آنان هوش و گوششان را از دست دادند، و خداوند به آنچه می‌کنند بیناست‌///گمان کردند مجازاتی در کار نخواهد بود! از این‌رو (از دیدن حقایق و شنیدن سخنان حق،) نابینا و کر شدند؛ سپس (بیدار گشتند، و) خداوند توبه آنها را پذیرفت، دیگربار (در خواب غفلت فرو رفتند، و) بسیاری از آنها کور و کر شدند؛ و خداوند، به آنچه انجام می‌دهند، بیناست.///پنداشتند نخواهد بود آزمایشی پس کور شدند و کر شدند سپس پذیرفت توبه ایشان را خدا پس کور شدند و کر گردیدند بسیاری از ایشان و خدا بینا است بدانچه می‌کنند///و پنداشتند که آزمایشی آتشین در کار نیست. پس کور و کر شدند. سپس خدا بر ایشان بازگشت (تا سویش بازگردند). سپس بسیاری از ایشان کور و کر شدند و خدا به آنچه انجام می‌دهند بسی بیناست. quran_en_fa They do blaspheme who say: "Allah is Christ the son of Mary." But said Christ: "O Children of Israel! worship Allah, my Lord and your Lord." Whoever joins other gods with Allah,- Allah will forbid him the garden, and the Fire will be his abode. There will for the wrong-doers be no one to help. آنان که گفتند: خدا همان مسیح، فرزند مریم است، بی تردید کافر شدند؛ و حال آنکه مسیح گفت: ای بنی اسرائیل! خدای یکتا را که پروردگار من و پروردگار شماست بپرستید، مسلما هر کس به خدا شرک ورزد، بی تردید خدا بهشت را بر او حرام کند، و جایگاهش آتش است، و برای ستمکاران هیچ یاوری نیست.///آنان که گفتند: خدا همان مسیح، فرزند مریم است، بی تردید کافر شدند؛ و حال آنکه مسیح گفت: ای بنی اسرائیل! خدای یکتا را که پروردگار من و پروردگار شماست بپرستید، مسلما هر کس به خدا شرک ورزد، بی تردید خدا بهشت را بر او حرام کند، و جایگاهش آتش است، و برای ستمکاران هیچ یاوری نیست.///به تحقیق آنان که گفتند که خدا همان مسیح پسر مریم است، کافر شدند. مسیح گفت: اى بنى اسرائیل، الله پروردگار من و پروردگار خود را بپرستید. زیرا هر کس که براى خداوند شریکى قرار دهد خدا بهشت را بر او حرام کند، و جایگاه او آتش است و ستمکاران را یاورى نیست.///آنها که گفتند: خدا همان مسیح، پسر مریم است، کافر شدند، در حالى که مسیح مى‌گفت: اى بنى اسرائیل! خداى یگانه را که پروردگار من و شماست بپرستید، که هر کس به خدا شرک آورد، [بداند که‌] خدا مسلما بهشت را بر او حرام کرده و جایگاه او جهنم است، و ستمکاران را ه///کسانى که گفتند: «خدا همان مسیح پسر مریم است»، قطعا کافر شده‌اند، و حال آنکه مسیح، مى‌گفت: «اى فرزندان اسرائیل، پروردگار من و پروردگار خودتان را بپرستید؛ که هر کس به خدا شرک آورد، قطعا خدا بهشت را بر او حرام ساخته و جایگاهش آتش است، و براى ستمکاران یاورانى نیست.»///قطعا کافر شدند کسانى که گفتند: «خداوند، همان مسیح پسر مریم است.» [چگونه چنین مى‌گویند] در حالى که مسیح خود گفت: «اى بنى‌اسرائیل! خدای یگانه را بپرستید که پروردگار من و شماست. هر کس براى خدا همتایى قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام کرده و جایگاهش دوزخ است. و براى ستمگران هیچ یاورى نیست.»///آنان که قائل به خدایی مسیح پسر مریم شدند محققا کافر گشتند، در حالی که خود مسیح گفت: ای بنی اسرائیل، خدایی را که آفریننده من و شماست بپرستید، که هر کس به خدا شرک آرد خدا بهشت را بر او حرام گرداند و جایگاهش آتش دوزخ باشد، و ستمکاران را هیچ کس یاری نخواهد کرد.///به راستی کسانی که گفتند خداوند همان مسیح بن مریم است، کافر شدند، حال آنکه مسیح می‌گفت ای بنی‌اسرائیل خداوند را که پروردگار من و پروردگار شماست بپرستید، که هرکس به خداوند شرک آورد، خداوند بهشت را بر او حرام می‌گرداند و سرا و سرانجام او دوزخ است و ستمکاران [مشرک‌] یاوری ندارند///آنها که گفتند: «خداوند همان مسیح بن مریم است»، بیقین کافر شدند، (با اینکه خود) مسیح گفت: ای بنی اسرائیل! خداوند یگانه را، که پروردگار من و شماست، پرستش کنید! زیرا هر کس شریکی برای خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام کرده است؛ و جایگاه او دوزخ است؛ و ستمکاران، یار و یاوری ندارند.///همانا کفر ورزیدند آنان که گفتند خدا مسیح فرزند مریم است حالی که گفت مسیح ای بنی‌اسرائیل پرستش کنید خدا پروردگار من و پروردگار شما را همانا کسی که شرک ورزد به خدا حرام کرده است بر او بهشت را و جایگاه او است آتش و نیست ستمکاران را یارانی‌///کسانی که گفتند: «خدا همان مسیح پسر مریم است‌» بی‌چون و بی‌امان کافر شدند. حال آنکه مسیح گفت: «ای فرزندان اسرائیل! خدا را، (که) پروردگار من و پروردگار خودتان (است) بپرستید. بی‌شک هرکس به خدا شرک آورد، همانا خدا بهشت را همواره بر او حرام ساخته و جایگاهش آتش است و برای ستمکاران هیچ یاورانی نیستند.» quran_en_fa They do blaspheme who say: Allah is one of three in a Trinity: for there is no god except One Allah. If they desist not from their word (of blasphemy), verily a grievous penalty will befall the blasphemers among them. آنان که گفتند: خدا یکی از [این] سه تاست [پدر، پسر، روح] یقینا کافر شدند، و حال آنکه هیچ معبودی جز خدای یکتا نیست. و اگر از آنچه می‌گویند بازنایستند، قطعا به کسانی از آنان که [به سبب چنین اعتقادی] کافر شدند، عذابی دردناک خواهد رسید.///آنان که گفتند: خدا یکی از [این] سه تاست [پدر، پسر، روح] یقینا کافر شدند، و حال آنکه هیچ معبودی جز خدای یکتا نیست. و اگر از آنچه می‌گویند بازنایستند، قطعا به کسانی از آنان که [به سبب چنین اعتقادی] کافر شدند، عذابی دردناک خواهد رسید.///آنان که گفتند: الله سومین سه است، کافر شدند. در حالى که هیچ خدایى جز الله نیست. اگر از آنچه مى‌گویند باز نایستند به کافرانشان عذابى دردآور خواهد رسید.///به تحقیق، کسانى که [به تثلیث قائل شده‌] گفتند: خدا سوم سه [خدا] ست، کافر شدند، و حال آن که هیچ معبودى جز خداى یکتا نیست. و اگر از آنچه مى‌گویند دست برندارند، حتما عذاب دردناکى به کسانى از ایشان که کافر شدند خواهد رسید///کسانى که [به تثلیث قائل شده و] گفتند: «خدا سومین [شخص از] سه [شخص یا سه اقنوم‌] است، قطعا کافر شده‌اند، و حال آنکه هیچ معبودى جز خداى یکتا نیست. و اگر از آنچه مى‌گویند باز نایستند، به کافران ایشان عذابى دردناک خواهد رسید.///به راستى کافر شدند آنان که گفتند: «خداوند، سومین [خدا از] سه [خدا] است.» جز خداى یکتا هیچ معبودى نیست. و اگر از آنچه مى‌گویند، دست برندارند، عذابى دردناک به کافران آنها [که روى این عقیده ایستادگى کنند،] خواهد رسید.///البته آنان که گفتند خدا یکی از سه (عنصر تشکیل دهنده خدا) است کافر گردیدند، و حال آنکه جز خدای یگانه خدایی نیست. و اگر از این گفتار (تثلیث) زبان نبندند البته آن کافران را عذابی دردناک خواهد رسید.///به راستی کسانی که گفتند خداوند یکی از [اقانیم‌] سه‌گانه است کافر شدند، و خدایی جز خداوند یگانه نیست، و اگر از آنچه می‌گویند بازنایستند، کافرانشان به عذابی دردناک دچار خواهند شد///آنها که گفتند: «خداوند، یکی از سه خداست» (نیز) بیقین کافر شدند؛ معبودی جز معبود یگانه نیست؛ و اگر از آنچه می‌گویند دست بر ندارند، عذاب دردناکی به کافران آنها (که روی این عقیده ایستادگی کنند،) خواهد رسید.///همانا کفر ورزیدند آنان که گفتند خدا سیمین سه تا است حالی که نیست خداوندی جز خدای یکتا و اگر دست برندارند از آنچه گویند هر آینه برسد آنان را که کفر ورزیدند از ایشان عذابی دردناک‌///کسانی که (به تثلیث قایل شده و) گفتند: «خدا سومین (شخص از) سه (شخص یا سه اقنوم) است‌» بی‌شک و بی‌چون کافر شدند. حال آنکه هیچ معبودی جز خدای یکتا نیست و اگر از آنچه می‌گویند باز نایستند، به کسانی از ایشان که کافر شدند بی‌چون و بی‌امان عذابی دردناک خواهد رسید. quran_en_fa Why turn they not to Allah, and seek His forgiveness? For Allah is Oft-forgiving, Most Merciful. آیا به سوی خدا بازنمی گردند، و از او درخواست آمرزش نمی‌کنند؟ و حال آنکه خدا بسیار آمرزنده ومهربان است.///آیا به سوی خدا بازنمی گردند، و از او درخواست آمرزش نمی‌کنند؟ و حال آنکه خدا بسیار آمرزنده ومهربان است.///آیا به درگاه خدا توبه نمى‌کنند و از او آمرزش نمى‌خواهند؟ خدا آمرزنده و مهربان است.///چرا به سوى خدا توبه نمى‌کنند و از او آمرزش نمى‌خواهند؟ و خداوند آمرزنده‌ى مهربان است///چرا به درگاه خدا توبه نمى‌کنند، و از وى آمرزش نمى‌خواهند؟ و خدا آمرزنده مهربان است.///پس آیا به سوى خدا بازنمى‌گردند و از او آمرزش نمى‌خواهند؟ در حالى که خداوند، آمرزنده و مهربان است.///آیا نبایستی به سوی خدا بازگشته و توبه کنند و از او طلب آمرزش نمایند؟ حال آنکه خدا بخشنده و مهربان است.///چرا به [درگاه‌] خداوند توبه نمی‌کنند و از او آمرزش نمی‌خواهند، و خداوند آمرزگار مهربان است‌///آیا به سوی خدا بازنمی‌گردند، و از او طلب آمرزش نمی‌کنند؟ (در حالی که) خداوند آمرزنده مهربان است.///چرا بازنگردند بسوی خدا و از او آمرزش نخواهند و خدا است آمرزنده مهربان‌///پس آیا (از این گناه) سوی خدا برگشت نمی‌کنند، و پوشش نمی‌خواهند؟ و خدا بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa Christ the son of Mary was no more than a messenger; many were the messengers that passed away before him. His mother was a woman of truth. They had both to eat their (daily) food. See how Allah doth make His signs clear to them; yet see in what ways they are deluded away from the truth! مسیح، فرزند مریم جز فرستاده‌ای [از سوی خدا] نیست که پیش از او هم فرستادگانی گذشته‌اند. و مادرش زن بسیار راستگو [و درست کاری] بود. هر دو [مانند انسان‌های دیگر] غذا می‌خوردند. با تأمل بنگر چگونه نشانه‌ها را برای آنان بیان می‌کنیم [تا بدانند متولد شدگان و نیازمندان به خوراک، خدا نیستند]؛ سپس با تأمل بنگر که آنان چگونه [از حق به باطل] منحرف می‌شوند؟!///مسیح، فرزند مریم جز فرستاده‌ای [از سوی خدا] نیست که پیش از او هم فرستادگانی گذشته‌اند. و مادرش زن بسیار راستگو [و درست کاری] بود. هر دو [مانند انسان‌های دیگر] غذا می‌خوردند. با تأمل بنگر چگونه نشانه‌ها را برای آنان بیان می‌کنیم [تا بدانند متولد شدگان و نیازمندان به خوراک، خدا نیستند]؛ سپس با تأمل بنگر که آنان چگونه [از حق به باطل] منحرف می‌شوند؟!///مسیح پسر مریم جز پیامبرى نبود، که پیامبرانى پیش از او بوده‌اند، و مادرش زنى راستگوى بود که هر دو غذا مى‌خوردند. بنگر که چگونه آیات را برایشان بیان مى‌کنیم. سپس بنگر که چگونه از حق روى مى‌گردانند.///مسیح پسر مریم جز پیامبرى نبود که پیش از او [نیز] پیامبرانى گذشتند و مادرش زن بسیار درستکارى بود و هر دو [مانند انسان‌هاى دیگر] غذا مى‌خوردند. بنگر چگونه آیات را براى آنها توضیح مى‌دهیم، آن‌گاه ببین چگونه [از حقیقت‌] منحرف مى‌شوند///مسیح، پسر مریم جز پیامبرى نبود که پیش از او [نیز] پیامبرانى آمده بودند؛ و مادرش زنى بسیار راستگو بود. هر دو غذا مى‌خوردند. بنگر چگونه آیات [خود] را براى آنان توضیح مى‌دهیم؛ سپس ببین چگونه [از حقیقت‌] دور مى‌افتند.///جز این نیست که مسیح پسر مریم، پیامبر [خدا] بود. پیش از او نیز پیامبرانى بودند. و مادرش بسیار راستگو و درستکار بود. آن دو [همچون سایر انسان‌ها] غذا مى‌خوردند. [پس هیچ کدام خدا نیستند.] بنگر که چگونه نشانه‌ها [ى حق] را براى مردم بیان مى‌کنیم، پس بنگر که این مردم چگونه [از حق] روى‌گردان مى‌شوند؟///مسیح پسر مریم پیغمبری بیش نبود که پیش از او پیغمبرانی آمده‌اند و مادرش هم زنی راستگو و با ایمان بود و هر دو (به حکم بشریت) غذا تناول می‌کردند. بنگر چگونه ما آیات خود را روشن بیان می‌کنیم، آن گاه بنگر که آنان چگونه از حق برگردانیده می‌شوند؟///مسیح بن مریم جز پیامبری نیست که پیش از او هم پیامبرانی آمده بودند، و مادرش زن بسیار درستکاری بود و هر دو [مانند انسانهای دیگر] غذا می‌خوردند، بنگر که آیات خود را چگونه برای آنان روشن می‌سازیم و باز بنگر چگونه رویگردان می‌شوند///مسیح فرزند مریم، فقط فرستاده (خدا) بود؛ پیش از وی نیز، فرستادگان دیگری بودند، مادرش، زن بسیار راستگویی بود؛ هر دو، غذا می‌خوردند؛ (با این حال، چگونه دعوی الوهیت مسیح و پرستش مریم را دارید؟!) بنگر چگونه نشانه را برای آنها آشکار می‌سازیم! سپس بنگر چگونه از حق بازگردانده می‌شوند!///نیست مسیح پسر مریم جز پیمبری که بگذشت پیش از او پیمبرانی و مادرش زنی است راستگو بودند می‌خوردند خوراک را بنگر چگونه برای ایشان بیان کنیم آیتها را سپس بنگر کجا به دروغ رانده می‌شوند///مسیح پسر مریم جز پیامبری نیست که پیش از او (نیز) پیامبرانی گذشتند و مادرش زنی بسیار راست بود. هر دو غذا می‌خوردند. بنگر چگونه آیات (خود) را برای آنان به روشنی جداسازی می‌کنیم‌؛ سپس بنگر کجا و کی به دروغ (از حقیقت) دور افکنده می‌شوند. quran_en_fa Say: "Will ye worship, besides Allah, something which hath no power either to harm or benefit you? But Allah,- He it is that heareth and knoweth all things." بگو: آیا به جای خدا چیزی را می‌پرستید که برای شما قدرت دفع هیچ زیان و جلب هیچ سودی را ندارد؟! و خداست که شنوا [ی همه گفتارها] و دانا [ی همه اسرار و رازها] ست.///بگو: آیا به جای خدا چیزی را می‌پرستید که برای شما قدرت دفع هیچ زیان و جلب هیچ سودی را ندارد؟! و خداست که شنوا [ی همه گفتارها] و دانا [ی همه اسرار و رازها] ست.///بگو: آیا جز الله خداى دیگرى را که براى شما مالک هیچ سود و زیانى نیست مى‌پرستید و حال آنکه الله شنوا و داناست؟///بگو: آیا غیر از خدا چیزى را که مالک سود و زیان شما نیست مى‌پرستید؟ و خداوند، همو شنواى داناست///بگو: «آیا غیر از خدا چیزى را که اختیار زیان و سود شما را ندارد، مى‌پرستید؟ و حال آنکه خداوند شنواى داناست.»///[اى پیامبر! به مردم] بگو: «آیا جز خدا، چیزى را مى‌پرستید که اختیار زیان و سود شما را ندارد؟ و خداوند، شنوا و داناست.»///بگو: آیا شما کسی را غیر از خدا می‌پرستید که مالک هیچ سود و زیانی نسبت به شما نخواهد بود؟! و خداست که شنوا و داناست.///بگو آیا به جای خداوند چیزی را می‌پرستید که نه زیانی برای شما دارد و نه سودی، و خداوند شنوای داناست‌///بگو: «آیا جز خدا چیزی را می‌پرستید که مالک سود و زیان شما نیست؟! و خداوند، شنوا و داناست.»///بگو آیا پرستش کنید جز خدای آنچه را ندارد برای شما زیان و نه سودی و خدا است شنونده دانا///بگو: «آیا غیر از خدا -چیزی را که اختیار زیان و سودتان را ندارد-می‌پرستید؟ حال آنکه خدا - (هم) او- بسیار شنوای بس داناست.» quran_en_fa Say: "O people of the Book! exceed not in your religion the bounds (of what is proper), trespassing beyond the truth, nor follow the vain desires of people who went wrong in times gone by,- who misled many, and strayed (themselves) from the even way. بگو: ای اهل کتاب! به ناحق در دینتان غلو نکنید، و از امیال و هوس‌های گروهی که یقینا پیش از این گمراه شدند وبسیاری را گمراه کردند و از راه راست دور شدند، پیروی مکنید.///بگو: ای اهل کتاب! به ناحق در دینتان غلو نکنید، و از امیال و هوس‌های گروهی که یقینا پیش از این گمراه شدند وبسیاری را گمراه کردند و از راه راست دور شدند، پیروی مکنید.///بگو: اى اهل کتاب، به ناحق در دین خویش غلو مکنید؛ و از خواهشهاى آن مردمى که از پیش گمراه شده بودند و بسیارى را گمراه کردند و خود از راه راست منحرف شدند پیروى مکنید.///بگو: اى اهل کتاب! در دین خود به ناحق غلو و زیاده‌روى نکنید، و از هوا و هوس قومى که پیش از این، هم خود گمراه شدند و هم بسیارى را گمراه کردند و از راه راست به دور افتادند، پیروى نکنید///بگو: «اى اهل کتاب، در دین خود بناحق گزافه‌گویى نکنید، و از پى هوسهاى گروهى که پیش از این گمراه گشتند و بسیارى [از مردم‌] را گمراه کردند و [خود] از راه راست منحرف شدند، نروید.»///[اى پیامبر!] بگو: «اى اهل کتاب! در دین خود به ناحق غلو [و زیاده روى] نکنید و از هوس‌هاى گروهى که از پیش گمراه بودند و بسیارى را گمراه کردند و از راه میانه به بیراهه رفتند، پیروى نکنید.»///بگو: ای اهل کتاب، در دین خود به ناحق غلو نکنید و از پی خواهش‌های آن گروه که خود پیش از این گمراه شدند و بسیاری را گمراه کردند و از راه راست دور افتادند نروید.///بگو ای اهل کتاب به ناحق در دینتان از حد و حق نگذرید، و از هوی و هوس کسانی که هم خود گمراه شدند و هم بسیاری را گمراه کردند، و از راه راست به دور افتادند، پیروی نکنید///بگو: «ای اهل کتاب! در دین خود، غلو (و زیاده روی) نکنید! و غیر از حق نگویید! و از هوسهای جمعیتی که پیشتر گمراه شدند و دیگران را گمراه کردند و از راه راست منحرف گشتند، پیروی ننمایید!»///بگو ای اهل کتاب فزون نروید در دین خود به ناحق و پیروی نکنید خواسته‌های گروهی را که گمراه شدند از پیش و گمراه کردند بسیاری را و گم شدند از راه راست‌///بگو: «ای اهل کتاب! در دین خود، غلو (و زیاده روی) نکنید! و غیر از حق نگویید! و از هوسهای جمعیتی که پیشتر گمراه شدند و دیگران را گمراه کردند و از راه راست منحرف گشتند، پیروی ننمایید!» quran_en_fa Curses were pronounced on those among the Children of Israel who rejected Faith, by the tongue of David and of Jesus the son of Mary: because they disobeyed and persisted in excesses. از بنی اسرائیل آنان که کافر شدند به زبان داود و عیسی بن مریم لعنت شدند. لعنت شدنشان برای این بود که [نسبت به فرمان‌های خدا و انبیا] سرپیچی داشتند و همواره [از حدود الهی] تجاوز می‌کردند.///از بنی اسرائیل آنان که کافر شدند به زبان داود و عیسی بن مریم لعنت شدند. لعنت شدنشان برای این بود که [نسبت به فرمان‌های خدا و انبیا] سرپیچی داشتند و همواره [از حدود الهی] تجاوز می‌کردند.///از بنى اسرائیل آنان که کافر شدند به زبان داود و عیسى بن مریم لعنت شدند، و این لعنت پاداش عصیان و تجاوزشان بود.///آن کسان از بنى اسرائیل که به کفر گراییدند، بر زبان داود و عیسى بن مریم لعنت شدند. این از آن روست که [آنها] سرکشى کردند و پیوسته تجاوز مى‌نمودند///از میان فرزندان اسرائیل، آنان که کفر ورزیدند، به زبان داوود و عیسى بن مریم مورد لعنت قرار گرفتند. این [کیفر] به خاطر آن بود که عصیان ورزیده و [از فرمان خدا] تجاوز مى‌کردند.///کافران بنى‌اسرائیل، بر زبان داود و عیسى پسر مریم لعنت شدند. این [لعن و نفرین،] بدان سبب بود که نافرمانى کرده و تجاوز مى‌نمودند.///کافران بنی اسرائیل به زبان داود و عیسی پسر مریم از آن رو لعنت کرده شدند که نافرمانی (خدا) نموده و (از حکم حق) سرکشی می‌کردند.///کسانی از بنی‌اسرائیل که کفرورزیده بودند بر زبان داوود و عیسی بن مریم لعنت شدند، چرا که سرکشی کردند و از حد درگذشتند///کافران بنی اسرائیل، بر زبان داوود و عیسی بن مریم، لعن (و نفرین) شدند! این بخاطر آن بود که گناه کردند، و تجاوز می‌نمودند.///لعنت شدند آنان که کفر ورزیدند از بنی‌اسرائیل بر زبان داود و عیسی ابن مریم این بدان است که نافرمانی کردند و بودند تجاوزکنندگان‌///از میان فرزندان اسرائیل، آنان که کفر ورزیدند، به زبان داوود و عیسی پسر مریم لعنت شدند. این (کیفر) به خاطر آن بود که عصیان ورزیده و (از فرمان خدا) تجاوز می‌کردند. quran_en_fa Nor did they (usually) forbid one another the iniquities which they committed: evil indeed were the deeds which they did. آنان یکدیگر را ازکارهای زشتی که مرتکب می‌شدند بازنمی داشتند. مسلما بد بود آنچه را انجام می‌دادند.///آنان یکدیگر را ازکارهای زشتی که مرتکب می‌شدند بازنمی داشتند. مسلما بد بود آنچه را انجام می‌دادند.///از کار زشتى که مى‌کردند یکدیگر را نهى نمى‌کردند و هرآینه بدکارى مى‌کردند.///آنها یکدیگر را از اعمال زشتى که مرتکب مى‌شدند باز نمى‌داشتند. به راستى آنچه مى‌کردند بد بود/// [و] از کار زشتى که آن را مرتکب مى‌شدند، یکدیگر را بازنمى‌داشتند. راستى، چه بد بود آنچه مى‌کردند.///آنان یکدیگر را از کارهاى زشتى که انجام مى‌دادند، بازنمى‌داشتند. چه بد کارى مى‌کردند!///آنها هیچ گاه یکدیگر را از کار زشت خود نهی نمی‌کردند، و آنچه می‌کردند بسی قبیح و ناشایسته بود.///[آنان‌] یکدیگر را از کار ناپسندی که می‌کردند، بازنمی‌داشتند، چه بد است کار و کردارشان‌///آنها از اعمال زشتی که انجام می‌دادند، یکدیگر را نهی نمی‌کردند؛ چه بدکاری انجام می‌دادند!///بودند دست برنمی‌داشتند از زشتی که می‌کردند چه زشت است آنچه بودند می‌کردند///از کار زشتی که آن را مرتکب می‌شدند، یکدیگر را باز نمی‌داشتند. راستی چه بد بود آنچه می‌کرده‌اند. quran_en_fa Thou seest many of them turning in friendship to the Unbelievers. Evil indeed are (the works) which their souls have sent forward before them (with the result), that Allah's wrath is on them, and in torment will they abide. بسیاری از آنان را می‌بینی که با کسانی که کفر ورزیدند، همواره دوستی می‌کنند. قطعا بد است آنچه نفوس [طغیان گرشان برای قیامت] آنان پیش فرستاده است؛ [و نتیجه آن این است] که خدا بر آنان خشم گرفت و در عذاب جاودانه‌اند.///بسیاری از آنان را می‌بینی که با کسانی که کفر ورزیدند، همواره دوستی می‌کنند. قطعا بد است آنچه نفوس [طغیان گرشان برای قیامت] آنان پیش فرستاده است؛ [و نتیجه آن این است] که خدا بر آنان خشم گرفت و در عذاب جاودانه‌اند.///بسیارى از ایشان را مى‌بینى که با کافران دوستى مى‌ورزند. بد است آنچه پیشاپیش براى خود فرستادند. خشم خدا بر آنهاست و در عذاب جاودانه‌اند.///بسیارى از آنها را مى‌بینى که با کافران دوستى مى‌کنند، به راستى آنچه نفس [سرکش‌] آنها برایشان پیش فرستاده زشت است که خدا بر ایشان خشم گرفت و ایشان در عذاب جاودانه خواهند ماند///بسیارى از آنان را مى‌بینى که با کسانى که کفر ورزیده‌اند دوستى مى‌کنند. راستى چه زشت است آنچه براى خود پیش فرستادند که [در نتیجه‌] خدا بر ایشان خشم گرفت، و پیوسته در عذاب مى‌مانند.///بسیارى از آنان را مى‌بینى که با کافران دوستى مى‌ورزند، [و آنان را سرپرست خود مى‌گیرند.] به راستى زشت است آنچه خود براى خویش پیش فرستادند که [سبب شد] خداوند بر آنان خشم گرفت. و آنان در عذاب، جاودانند.///بسیاری از آنها را خواهی دید که با کافران دوستی می‌کنند. ذخیره‌ای که برای خود پیش می‌فرستند و آن غضب خداست بسیار بد ذخیره‌ای است و آنها در عذاب جاوید خواهند بود.///بسیاری از آنان را می‌بینی که کافران را دوست می‌دارند، چه بد است آنچه برای خود پیش‌اندیشی کردند، که سرانجام خداوند بر آنان خشم گرفته و جاودانه در عذاب خواهند بود///بسیاری از آنها را می‌بینی که کافران (و بت‌پرستان) را دوست می‌دارند (و با آنها طرح دوستی می‌ریزند)؛ نفس (سرکش) آنها، چه بد اعمالی از پیش برای (معاد) آنها فرستاد! که نتیجه آن، خشم خداوند بود؛ و در عذاب (الهی) جاودانه خواهند ماند.///بینی بسیاری از ایشان را دوستی می‌کنند با آنان که کفر ورزیدند چه زشت است آنچه پیش آورده است برای ایشان نفوسشان که خشم گرفت خدا بر ایشان و در عذابند جاودانان‌///بسیاری از آنان را می‌بینی که با کسانی که کفر ورزیدند پیوند تنگاتنگ ولایت دارند. راستی چه زشت است آنچه ایشان برای خودشان پیش فرستادند که (در نتیجه) خدا بر ایشان خشم گرفت و هم ایشان در عذاب ماندگارانند. quran_en_fa If only they had believed in Allah, in the Prophet, and in what hath been revealed to him, never would they have taken them for friends and protectors, but most of them are rebellious wrong-doers. اگر به خدا و پیامبر و آنچه بر او نازل شده ایمان می‌آوردند، [از برکت آن ایمان] کفار و مشرکان را سرپرست و دوست خود نمی‌گرفتند؛ ولی بسیاری از آنان فاسق اند.///اگر به خدا و پیامبر و آنچه بر او نازل شده ایمان می‌آوردند، [از برکت آن ایمان] کفار و مشرکان را سرپرست و دوست خود نمی‌گرفتند؛ ولی بسیاری از آنان فاسق اند.///اگر به خدا و پیامبر و آنچه بر او نازل شده ایمان آورده بودند کافران را به دوستى نمى‌گرفتند، ولى بیشترشان فاسقانند.///و اگر به خدا و پیامبر و آنچه بر او نازل شده ایمان مى‌آوردند، آنها را دوست خود نمى‌گرفتند، ولى [دریغا که‌] بسیارى از آنان نافرمان هستند///و اگر به خدا و پیامبر و آنچه که به سوى او فرود آمده ایمان مى‌آوردند، آنان را به دوستى نمى‌گرفتند، لیکن بسیارى از ایشان نافرمانند.///و اگر به خداوند و پیامبر و آنچه بر او نازل شده، ایمان مى‌آوردند، هرگز کافران را [سرپرست و] دوست خود نمى‌گرفتند؛ ولى بسیارى از آنان فاسق­اند.///و اگر به خدا و پیغمبر و کتابی که بر او نازل شده ایمان آورده بودند البته کافران را دوست خود نمی‌گرفتند، ولیکن بسیاری از آنها فاسق و بدکردارند.///و اگر به خداوند و پیامبر [اسلام‌] و آنچه بر او نازل شده است ایمان داشتند، آنان را دوست نمی‌گرفتند، ولی بسیاری از آنان نافرمانند///و اگر به خدا و پیامبر (ص) و آنچه بر او نازل شده، ایمان می‌آوردند، (هرگز) آنان [= کافران‌] را به دوستی اختیار نمی‌کردند؛ ولی بسیاری از آنها فاسقند.///و اگر اینان ایمان می‌آوردند به خدا و پیمبر و آنچه فرستاده شده است بسوی او نمی‌گرفتندشان دوستانی لیکن بسیاری از ایشانند نافرمانان‌///و اگر به خدا و پیامبر برجسته و آنچه که سوی او فرود آمده ایمان می‌آوردند، آنان را به ولایت نمی‌گرفتند. لیکن بسیاری از ایشان فاسقانند. quran_en_fa Strongest among men in enmity to the believers wilt thou find the Jews and Pagans; and nearest among them in love to the believers wilt thou find those who say, "We are Christians": because amongst these are men devoted to learning and men who have renounced the world, and they are not arrogant. یقینا سرسخت‌ترین مردم را در کینه و دشمنی نسبت به مؤمنان، یهودیان و مشرکان خواهی یافت. و البته نزدیک ترینشان را در دوستی با مؤمنان، کسانی می‌یابی که گفتند: ما نصرانی هستیم. این واقعیت برای آن است که گروهی از آنان کشیشان دانشمند و عابدان خدا ترس اند، و آنان [در پیروی از حق] تکبر نمی‌کنند.///یقینا سرسخت‌ترین مردم را در کینه و دشمنی نسبت به مؤمنان، یهودیان و مشرکان خواهی یافت. و البته نزدیک ترینشان را در دوستی با مؤمنان، کسانی می‌یابی که گفتند: ما نصرانی هستیم. این واقعیت برای آن است که گروهی از آنان کشیشان دانشمند و عابدان خدا ترس اند، و آنان [در پیروی از حق] تکبر نمی‌کنند.///دشمن‌ترین مردم نسبت به کسانى که ایمان آورده‌اند یهود و مشرکان را مى‌یابى، و مهربان‌ترین کسان نسبت به آنان که ایمان آورده‌اند کسانى را مى‌یابى که مى‌گویند: ما نصرانى هستیم. زیرا بعضى از ایشان کشیشان و راهبان هستند و آنها سرورى نمى‌جویند.///مسلما یهودیان و مشرکان را از همه مردم در عداوت با مؤمنان سخت‌تر خواهى یافت، و بى‌تردید نزدیک‌تر از همه به مهر و محبت مؤمنان، کسانى را خواهى یافت و البته آنان گفتند: ما نصرانى هستیم، این از آن روست که از ایشان کشیشان و راهبانى هستند و البته آنان تکبر///مسلما یهودیان و کسانى را که شرک ورزیده‌اند، دشمن‌ترین مردم نسبت به مؤمنان خواهى یافت؛ و قطعا کسانى را که گفتند: «ما نصرانى هستیم»، نزدیکترین مردم در دوستى با مؤمنان خواهى یافت، زیرا برخى از آنان دانشمندان و رهبانانى‌اند که تکبر نمى‌ورزند.///بى‌گمان یهودیان و مشرکان را سرسخت‌ترین مردم در دشمنى اهل ایمان مى‌یابى. و نزدیک‌ترینشان را در دوستى با مؤمنان، کسانى مى‌یابى که مى‌گویند: «ما نصارا هستیم.» این [دوستى] به آن جهت است که برخى از آنان کشیشان و راهبانى [حق‌جو] هستند و آنان [در برابر حق] تکبر نمى‌ورزند.///هر آینه دشمن‌ترین مردم نسبت به مسلمانان، یهود و مشرکان را خواهی یافت، و با محبت‌تر از همه کس به اهل ایمان آنان را که گویند: ما نصرانی هستیم. این (دوستی نصاری نسبت به مسلمین) بدین سبب است که برخی از آنها دانشمند و پارسا هستند و تکبر و گردنکشی (بر حکم خدا) نمی‌کنند.///یهودیان و مشرکان را دشمن‌ترین مردم نسبت به مؤمنان [مسلمانان‌] می‌یابی، همچنین مهربان‌ترین مردم را نسبت به مؤمنان [مسلمانان‌] کسانی می‌یابی که می‌گویند ما مسیحی هستیم، این از آن است که در میان ایشان کشیشان و راهبانی [حق‌پرست‌] هستند و نیز از آن روی است که کبرنمی‌ورزند///بطور مسلم، دشمنترین مردم نسبت به مؤمنان را، یهود و مشرکان خواهی یافت؛ و نزدیکترین دوستان به مؤمنان را کسانی می‌یابی که می‌گویند: «ما نصاری هستیم»؛ این بخاطر آن است که در میان آنها، افرادی عالم و تارک دنیا هستند؛ و آنها (در برابر حق) تکبر نمی‌ورزند.///همانا بیابی سخت‌ترین مردم را در دشمنی با آنان که ایمان آوردند جهودان و آنان که مشرک شدند و همی یابی هر آینه نزدیکترین مردم را در دوستی با آنان که ایمان آوردند کسانی که گویند مائیم ترسایان این بدان است که از ایشانند کشیشان و صومعه‌نشینانی و آنکه ایشان کبر نمی‌ورزند///همواره یهودیان و کسانی را که شرک آورده‌اند، بی‌گمان دشمن‌ترین مردمان نسبت به مؤمنان می‌یابی، و کسانی را که گفتند: «ما نصرانی هستیم‌»، همواره به‌راستی نزدیکترین مردم در دوستی با مؤمنان می‌یابی، زیرا برخی از آنان کشیشان و تارکان دنیا می‌باشند و به‌راستی آنان تکبر نمی‌ورزند. quran_en_fa And when they listen to the revelation received by the Messenger, thou wilt see their eyes overflowing with tears, for they recognise the truth: they pray: "Our Lord! we believe; write us down among the witnesses. و چون آنچه را که بر پیامبر اسلام نازل شده بشنوند، دیدگانشان را می‌بینی به سبب آنچه از حق شناخته‌اند، لبریز از اشک می‌شود، می‌گویند: پروردگارا! ایمان آوردیم، پس ما را در زمره گواهان [به حقانیت پیامبر و قرآن] بنویس.///و چون آنچه را که بر پیامبر اسلام نازل شده بشنوند، دیدگانشان را می‌بینی به سبب آنچه از حق شناخته‌اند، لبریز از اشک می‌شود، می‌گویند: پروردگارا! ایمان آوردیم، پس ما را در زمره گواهان [به حقانیت پیامبر و قرآن] بنویس.///چون آنچه را که بر پیامبر نازل شده بشنوند، و حقیقت را دریابند، چشمانشان پر از اشک مى‌شود. مى‌گویند: اى پروردگار ما، ایمان آوردیم، ما را نیز در زمره شهادت‌دهندگان بنویس.///و چون آیاتى را که بر این پیامبر نازل شده بشنوند، چشمانشان را بینى به جهت آن که حق را شناخته‌اند اشک مى‌بارد. گویند: بار الها، ایمان آوردیم، پس ما را با گواهان بنویس///و چون آنچه را به سوى این پیامبر نازل شده، بشنوند، مى‌بینى بر اثر آن حقیقتى که شناخته‌اند، اشک از چشمهایشان سرازیر مى‌شود. مى‌گویند: پروردگارا، ما ایمان آورده‌ایم؛ پس ما را در زمره گواهان بنویس.///و هرگاه آیاتى را که بر پیامبر نازل شده، مى‌شنوند، مى‌بینى که چشمانشان از این که حق را شناخته‌اند، از اشک لبریز مى‌شود و مى‌گویند: «پروردگارا! ما ایمان آوردیم، پس نام ما را در زمره‌ى گواهى‌دهندگان [به حق] بنویس.»///و چون آیاتی را که به رسول فرستاده شده استماع کنند می‌بینی اشک از دیده آنها جاری می‌شود، زیرا حقانیت آن را شناخته‌اند؛ گویند: بارالها، ما ایمان آوردیم، پس نام ما را در زمره گواهان صدق (او) بنویس.///و [اینان‌] چون آنچه به پیامبر [اسلام‌] نازل شده است، بشنوند، می‌بینی که چشمانشان از اشک لبریز می‌شود از آنکه حق را می‌شناسند، [و] می‌گویند پروردگارا ما ایمان آورده‌ایم، ما را در زمره گواهان بنویس‌///و هر زمان آیاتی را که بر پیامبر (اسلام) نازل شده بشنوند، چشمهای آنها را می‌بینی که (از شوق،) اشک می‌ریزد، بخاطر حقیقتی که دریافته‌اند؛ آنها می‌گویند: «پروردگارا! ایمان آوردیم؛ پس ما را با گواهان (و شاهدان حق، در زمره یاران محمد) بنویس!///و گاهی که بشنوند آنچه را فرود آمده است بر پیمبر بینی دیدگانشان را اشک ریزد بدانچه شناخته‌اند از حق گویند پروردگارا همانا ایمان آوردیم پس بنویس ما را با گواهان‌///و هنگامی که آنچه را سوی این پیامبر نازل شده، بشنوند، می‌بینی بر اثر آن حقیقتی که شناخته‌اند، اشک از چشم‌هایشان می‌جوشد (و) گویند: «پروردگارمان! ما ایمان آوردیم، پس ما را در زمره‌ی گواهان بنویس‌.» quran_en_fa "What cause can we have not to believe in Allah and the truth which has come to us, seeing that we long for our Lord to admit us to the company of the righteous?" و بر پایه چه عذر و بهانه‌ای به خدا و آنچه از حق برای ما آمده ایمان نیاوریم؟ و حال آنکه امید داریم که پروردگارمان ما را در زمره شایستگان درآورد.///و بر پایه چه عذر و بهانه‌ای به خدا و آنچه از حق برای ما آمده ایمان نیاوریم؟ و حال آنکه امید داریم که پروردگارمان ما را در زمره شایستگان درآورد.///چرا به خدا و این آیین حق که بر ما نازل شده است ایمان نیاوریم و طمع نورزیم در اینکه پروردگار ما ما را در شمار صالحان آورد؟///چرا به خدا و دین حق که سوى ما آمده ایمان نیاوریم، در حالى که آرزو داریم پروردگارمان با گروه صالحان قرینمان کند///و براى ما چه [عذرى‌] است که به خدا و آنچه از حق به ما رسیده، ایمان نیاوریم و حال آنکه چشم داریم که پروردگارمان ما را با گروه شایستگان [به بهشت‌] درآورد؟///و «چرا به خداوند و حقى که براى ما آمده، ایمان نیاوریم؟ در حالى که امید داریم پروردگارمان ما را همراه صالحان وارد [بهشت] سازد.»///و (گویند) چرا ما ایمان به خدا و کتاب حق که ما را آمده است نیاوریم در صورتی که امید آن داریم که خدا ما را داخل در زمره صالحان گرداند؟///و چرا به خداوند و حق و حقیقتی که برای همه ما نازل شده است، ایمان نیاوریم و حال آنکه امید داریم که پروردگارمان ما را در زمره شایستگان درآورد///چرا ما به خدا و آنچه از حق به ما رسیده است، ایمان نیاوریم، در حالی که آرزو داریم پروردگارمان ما را در زمره صالحان قرار دهد؟!»///و چه شود ما را ایمان نیاریم به خدا و آنچه بیامد ما را از حق حالی که طمع داریم که درآرد ما را پروردگار ما با گروه شایستگان‌///«و برای ما چیست [: چه عذری است‌] که به خدا و آنچه از حق به ما رسیده ایمان نیاوریم و با این حال چشم داریم پروردگارمان ما را با گروه شایستگان درآورد.» quran_en_fa And for this their prayer hath Allah rewarded them with gardens, with rivers flowing underneath,- their eternal home. Such is the recompense of those who do good. پس خدا به پاس این سخنان [و عقاید صادقانه] به آنان بهشت هایی پاداش داد که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، در آن جاودانه‌اند؛ و این است پاداش نیکوکاران.///پس خدا به پاس این سخنان [و عقاید صادقانه] به آنان بهشت هایی پاداش داد که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، در آن جاودانه‌اند؛ و این است پاداش نیکوکاران.///به پاداش این سخن که گفتند، خدا آنان را به بهشتهایى که در آن نهرها روان است پاداش داد. در آن جاودانند و این است پاداش نیکوکاران.///پس خداوند به پاس آنچه گفتند، بهشت را پاداششان داد که از پاى درختانش نهرها جارى است و در آن جاودان بمانند، و این پاداش نیکوکاران است///پس به پاس آنچه گفتند، خدا به آنان باغهایى پاداش داد که از زیر [درختان‌] آن نهرها جارى است. در آن جاودانه مى‌مانند، و این پاداش نیکوکاران است.///پس خداوند به پاس این سخن، به ایشان باغ‌هایى که از پاى [درختان] آن نهرها جارى است، پاداش داد، همواره در آن ماندگارند و این است پاداش نیکوکاران.///پس خدا بر آنچه گفتند پاداش نیکو به آنها داد؛ بهشت‌هایی که از زیر درختانش نهرها جاری است که در آن زندگانی جاوید خواهند داشت، و این پاداش نیکوکاران است.///و خداوند نیز به پاداش این سخن که گفتند بوستانهایی که جویباران از فرودست آن جاری است، نصیبشان می‌سازد که جاودانه در آن خواهند بود و این پاداش نیکوکاران است‌///خداوند بخاطر این سخن، به آنها باغهایی از بهشت پاداش داد که از زیر درختانش، نهرها جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و این است جزای نیکوکاران!///پس پاداششان داد خدا بدانچه گفتند باغهائی که روان است زیر آنها جویها جاودانان در آن و این است پاداش نکوکاران‌///پس به (پاس) آنچه گقتند، خدا به آنان باغستان‌هایی پاداش داد که از زیر (درختان) شان نهرها روان است، حال آنکه در آنها جاودانند و این پاداش نیکوکاران است. quran_en_fa But those who reject Faith and belie our Signs,- they shall be companions of Hell-fire. و آنان که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، اهل آتش اند.///و آنان که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، اهل آتش اند.///و آنان که کفر ورزیدند و آیات ما را تکذیب کردند اهل جهنمند.///و کسانى که کافر شدند و آیات ما را دروغ پنداشتند آنان دوزخى‌اند///و کسانى که کفر ورزیدند و آیات ما را دروغ پنداشتند، آنان همدم آتشند.///و کسانى که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، آنان اهل دوزخند.///و آنان که کافر شدند و تکذیب آیات ما نمودند ایشان اهل جهنمند.///و کسانی که کفرورزیدند و آیات ما را دروغ انگاشتند، دوزخی‌اند///و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، همانها اهل دوزخند.///و آنان که کفر ورزیدند و دروغ پنداشتند آیتهای ما را آنانند یاران دوزخ‌///و کسانی که کفر ورزیدند و با آیات ما (همان‌ها و ما را) تکذیب کردند، آنان همدمان آتشند. quran_en_fa O ye who believe! make not unlawful the good things which Allah hath made lawful for you, but commit no excess: for Allah loveth not those given to excess. ای اهل ایمان! چیزهای پاکیزه‌ای را که خدا برای شما حلال کرده بر خود حرام نکنید، و [از حدود خدا] تجاوز ننمایید؛ یقینا خدا متجاوزان را دوست ندارد.///ای اهل ایمان! چیزهای پاکیزه‌ای را که خدا برای شما حلال کرده بر خود حرام نکنید، و [از حدود خدا] تجاوز ننمایید؛ یقینا خدا متجاوزان را دوست ندارد.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چیزهاى پاکیزه‌اى را که خدا بر شما حلال کرده است حرام مکنید و از حد درمگذرید که خدا تجاوزکنندگان از حد را دوست ندارد.///اى مؤمنان! چیزهاى پاکیزه را که خدا براى شما حلال کرده حرام نکنید و از حد مگذرید که خداوند متجاوزان را دوست نمى‌دارد///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چیزهاى پاکیزه‌اى را که خدا براى [استفاده‌] شما حلال کرده، حرام مشمارید و از حد مگذرید، که خدا از حدگذرندگان را دوست نمى‌دارد.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! چیزهاى پاکیزه‌اى را که خدا براى شما حلال کرده است، بر خود حرام نکنید و از حد نگذرید که خداوند تجاوزگران را دوست نمى‌دارد.///ای اهل ایمان، حرام نکنید طعامهای پاکیزه‌ای که خدا بر شما حلال نموده، و (از حدود و احکام خدا) تجاوز نکنید، که خدا تجاوزکنندگان را دوست نمی‌دارد.///ای مؤمنان چیزهای پاک و پسندیده‌ای را که خداوند بر شما روا داشته است، ناروا مشمارید، و از حد مگذرید که خداوند تجاوزکاران را دوست ندارد///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چیزهای پاکیزه را که خداوند برای شما حلال کرده است، حرام نکنید! و از حد، تجاوز ننمایید! زیرا خداوند متجاوزان را دوست نمی‌دارد.///ای آنان که ایمان آوردید حرام نکنید پاکهای آنچه را حلال کرده خدا برای شما و تجاوز نکنید که خدا دوست ندارد تجاوزکنندگان را///هان ای کسانی که ایمان آوردید! چیزهای پاکیزه‌ای را که خدا برای (استفاده‌ی) شما حلال کرده، حرام مشمارید (و از حکم خدا) تجاوز نکنید که خدا تجاوزکنندگان را بی‌گمان دوست نمی‌دارد. quran_en_fa Eat of the things which Allah hath provided for you, lawful and good; but fear Allah, in Whom ye believe. و از نعمت‌های حلال و پاکیزه‌ای که خدا روزی شما فرموده، بخورید؛ و از خدایی که به او ایمان دارید، پروا کنید.///و از نعمت‌های حلال و پاکیزه‌ای که خدا روزی شما فرموده، بخورید؛ و از خدایی که به او ایمان دارید، پروا کنید.///از چیزهاى حلال و پاکیزه‌اى که خدا به شما روزى داده است بخورید و از خدایى که به او ایمان آورده‌اید بترسید.///و از آنچه خدا روزى شما کرده حلال و پاکیزه بخورید، و از خدایى که به او ایمان دارید، پروا داشته باشید///و از آنچه خداوند روزى شما گردانیده، حلال و پاکیزه را بخورید، و از آن خدایى که بدو ایمان دارید پروا دارید.///و از آنچه خداوند، روزى حلال و پاکیزه به شما بخشیده، بخورید. و از خدایى که به او ایمان دارید، پروا کنید.///هر چیز حلال و پاکیزه که خدا روزی شما کرده از آن بخورید، و بپرهیزید از (مخالفت) آن خدایی که به او گرویده‌اید.///و از آنچه خداوند به شما روزی داده است و پاک و پاکیزه است بخورید و از خداوندی که به او ایمان دارید پروا داشته باشید///و از نعمتهای حلال و پاکیزه‌ای که خداوند به شما روزی داده است، بخورید! و از (مخالفت) خداوندی که به او ایمان دارید، بپرهیزید!///و بخورید از آنچه روزی داد شما را خدا حلال پاکیزه و بترسید خداوندی را که شمائید بدو ایمان‌آورندگان‌///و از آنچه خدا روزیتان گردانیده، حلالی پاکیزه را بخورید و خدایی را که شما به او ایمان دارید پروا بدارید. quran_en_fa Allah will not call you to account for what is futile in your oaths, but He will call you to account for your deliberate oaths: for expiation, feed ten indigent persons, on a scale of the average for the food of your families; or clothe them; or give a slave his freedom. If that is beyond your means, fast for three days. That is the expiation for the oaths ye have sworn. But keep to your oaths. Thus doth Allah make clear to you His signs, that ye may be grateful. خدا شما را به خاطر سوگندهای لغو و بی هدفتان مجازات نمی‌کند، ولی به سبب [شکستن] سوگندهایی که به طور جدی و با قصد و اراده خورده‌اید، مؤاخذه می‌کند؛ پس کفاره [شکستن] این گونه سوگندها، طعام دادن به ده نفر مسکین از غذاهای متوسطی است که به خانواده خود می‌خورانید، یا لباس پوشاندن بر آن ده نفر، یا آزاد کردن یک برده. و کسی که هیچ یک [از این کفارات سه گانه] را نیابد کفاره‌اش سه روز روزه است. این است کفاره سوگندهایتان زمانی که سوگند خوردید [و آن را شکستید]. لازم است سوگندهای خود را حفظ کنید. این گونه خدا آیاتش را برای شما بیان می‌کند تا سپاس گزارید.///خدا شما را به خاطر سوگندهای لغو و بی هدفتان مجازات نمی‌کند، ولی به سبب [شکستن] سوگندهایی که به طور جدی و با قصد و اراده خورده‌اید، مؤاخذه می‌کند؛ پس کفاره [شکستن] این گونه سوگندها، طعام دادن به ده نفر مسکین از غذاهای متوسطی است که به خانواده خود می‌خورانید، یا لباس پوشاندن بر آن ده نفر، یا آزاد کردن یک برده. و کسی که هیچ یک [از این کفارات سه گانه] را نیابد کفاره‌اش سه روز روزه است. این است کفاره سوگندهایتان زمانی که سوگند خوردید [و آن را شکستید]. لازم است سوگندهای خود را حفظ کنید. این گونه خدا آیاتش را برای شما بیان می‌کند تا سپاس گزارید.///خداوند شما را به سبب سوگندهاى لغوتان بازخواست نخواهد کرد. ولى به سبب شکستن سوگندهایى که به قصد مى‌خورید، بازخواست مى‌کند و کفاره آن اطعام ده مسکین است از غذاى متوسطى که به خانواده خویش مى‌خورانید یا پوشیدن آنها یا آزاد کردن یک بنده، و هر که نیابد سه روز روزه داشتن. این کفاره قسم است، هرگاه که قسم خوردید. به قسمهاى خود وفا کنید. خدا آیات خود را براى شما اینچنین بیان مى‌کند، باشد که سپاسگزار باشید.///خدا شما را به سوگندهاى بیهوده‌تان بازخواست نمى‌کند، ولى به سوگندى که با قصد مى‌خورید [و مى‌شکنید] مؤاخذه مى‌کند. پس کفاره‌ى آن اطعام ده مسکین است، از غذاهاى متوسطى که به کسان خود مى‌خورانید، یا پوشاندن آنها، یا آزاد کردن بنده‌اى و هر که [اینها را] نی///خدا شما را به سوگندهاى بیهوده‌تان مؤاخذه نمى‌کند، ولى به سوگندهایى که [از روى اراده‌] مى‌خورید [و مى‌شکنید] شما را مؤاخذه مى‌کند. و کفاره‌اش خوراک دادن به ده بینواست -از غذاهاى متوسطى که به کسان خود مى‌خورانید- یا پوشانیدن آنان یا آزاد کردن بنده‌اى. و کسى که [هیچ یک از اینها را] نیابد [باید] سه روز روزه بدارد. این است کفاره سوگندهاى شما وقتى که سوگند خوردید. و سوگندهاى خود را پاس دارید. این گونه خداوند آیات خود را براى شما بیان مى‌کند، باشد که سپاسگزارى کنید.///خداوند، شما را به خاطر سوگندهاى لغو و بیهوده بازخواست نمى‌کند؛ لیکن براى شکستن سوگندهایى که [از روى اراده] بسته‌اید، مؤاخذه مى‌کند. پس کفاره‌ی آن، طعام دادن به ده بینواست، از نوع متوسط آنچه به خانواده‌ى خود مى‌خورانید، یا پوشاندن ده فقیر است، یا آزاد کردن برده‌اى. پس کسى که [غذا و لباس نداشت یا برده‌اى] نیافت، سه روز روزه بگیرد. این کفاره‌ى سوگندهاى شماست، هرگاه که سوگند خوردید، [و آن را شکستید.] و سوگندهایتان را مراقبت کنید، این گونه خداوند آیات خود را براى شما بیان مى‌کند، تا او را شکر کنید.///خدا به قسمهای لغو بیهوده، شما را مؤاخذه نخواهد کرد، ولیکن بر (شکستن) آن قسمی که از روی عقیده قلبی یاد کنید مؤاخذه خواهد نمود. و کفاره آن قسم طعام دادن ده فقیر است از آن طعام متوسط که بر اهل خود غالبا تهیه می‌کنید، یا جامه بر آنها پوشانده و یا یک بنده آزاد کنید، و هر کس توانایی آن ندارد سه روز روزه بدارد. این است کفاره (شکستن) سوگندهایی که یاد می‌کنید؛ و باید (حرمت) سوگندهای خود را نگاه دارید. خدا بدین گونه روشن آیات خود را برای شما بیان می‌کند، شاید که شکر او به جای آرید.///خداوند شما را در سوگندهای بیهوده [و بی‌اختیار] بازخواست نمی‌کند، ولی در سوگندهایی که [آگاهانه‌] می‌خورید [و می‌شکنید] مؤاخذه می‌کند، کفاره [شکستن‌] آن اطعام ده بینواست از میانگین آنچه به خانواده خود می‌خورانید، یا لباس آنان، یا آزاد کردن یک برده، و هرکس که [اینها را] نیابد، بر اوست که سه روز روزه بگیرد، این کفاره سوگندهای شماست که می‌خورید [و می‌شکنید]، سوگندهای خود را حفظ کنید، خداوند بدین گونه آیات خویش را بر شما روشن می‌سازد، باشد که سپاس بگزارید///خداوند شما را بخاطر سوگندهای بیهوده (و خالی از اراده،) مؤاخذه نمی‌کند؛ ولی در برابر سوگندهایی که (از روی اراده) محکم کرده‌اید، مؤاخذه می‌نماید. کفاره این‌گونه قسمها، اطعام ده نفر مستمند، از غذاهای معمولی است که به خانواده خود می‌دهید؛ یا لباس پوشاندن بر آن ده نفر؛ و یا آزاد کردن یک برده؛ و کسی که هیچ کدام از اینها را نیابد، سه روز روزه می‌گیرد؛ این، کفاره سوگندهای شماست به هنگامی که سوگند یاد می‌کنید (و مخالفت می‌نمایید). و سوگندهای خود را حفظ کنید (و نشکنید!) خداوند آیات خود را این چنین برای شما بیان می‌کند، شاید شکر او را بجا آورید!///نگیرد شما را خدا به یاوه در سوگندهای شما و لیکن بگیرد شما را به بستن سوگندها پس کفاره آن خوراک ده تن بینوا است از میانه آنچه خوراک دهید خانواده خود را یا پوشاک آنان یا آزادکردن یک بنده و آنکس که ندارد پس روزه سه روز این است کفاره سوگندهای شما هرگاه سوگند خوردید و نگهدارید سوگندهای خویش را چنین بیان کند خدا برای شما آیتهای خود را شاید شکر گزارید///خدا شما را به سوگندهای بیهوده‌تان (بدون پیمان در آن) مؤاخذه نمی‌کند، ولی به سوگندهایی که از روی پیمان می‌خورید (و می‌شکنید) شما را مؤاخذه می‌کند. پس کفاره‌اش خوراک دادن به ده بینواست - از غذاهای متوسطی که به کسان خود می‌خورانید- یا پوشانیدن آنان یا آزاد کردن در بندی. پس کسی که (هیچ‌یک از این‌ها را) نیابد (باید) سه روز روزه بدارد. این است کفاره‌ی سوگندهای شما که از روی پیمان خوردید. و نگهبان سوگندهای خود باشید. این‌گونه خدا آیات خود را برای شما بیان می‌کند، شاید شما سپاسگزاری کنید. quran_en_fa O ye who believe! Intoxicants and gambling, (dedication of) stones, and (divination by) arrows, are an abomination,- of Satan's handwork: eschew such (abomination), that ye may prosper. ای اهل ایمان! جز این نیست که همه مایعات مست کننده و قمار و بت هایی که [برای پرستش] نصب شده وپاره چوب هایی که به آن تفأل زده می‌شود، پلید و از کارهای شیطان است؛ پس از آنها دوری کنید تا رستگار شوید.///ای اهل ایمان! جز این نیست که همه مایعات مست کننده و قمار و بت هایی که [برای پرستش] نصب شده وپاره چوب هایی که به آن تفأل زده می‌شود، پلید و از کارهای شیطان است؛ پس از آنها دوری کنید تا رستگار شوید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، شراب و قمار و بتها و گروبندى با تیرها پلیدى و کار شیطان است، از آن اجتناب کنید تا رستگار شوید.///اى مؤمنان! حق این است که شراب و قمار و بت‌هاى نصب شده و تیرهاى بخت‌آزما، پلیدى [و] از عمل شیطان هستند، پس از آنها دورى کنید تا رستگار شوید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، شراب و قمار و بتها و تیرهاى قرعه پلیدند [و] از عمل شیطانند. پس، از آنها دورى گزینید، باشد که رستگار شوید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! همانا شراب و قمار و بت‌ها و تیرهاى قرعه، پلید و از کارهاى شیطان است، پس از آنها بپرهیزید، تا رستگار شوید.///ای اهل ایمان، شراب و قمار و بت‌پرستی و تیرهای گروبندی همه اینها پلید و از عمل شیطان است، از آن البته دوری کنید تا رستگار شوید.///ای مؤمنان شراب و قمار و انصاب و ازلام پلید و عمل شیطانی است، از آن پرهیز کنید باشد که رستگار شوید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! شراب و قمار و بتها و ازلام [= نوعی بخت‌آزمایی]، پلید و از عمل شیطان است، از آنها دوری کنید تا رستگار شوید!///ای آنان که ایمان آوردید جز این نیست که باده و قمار و بتان و تیرها پلیدی است از کردار شیطان پس دوری گزینید از آن شاید رستگار شوید///هان ای کسانی که ایمان آوردید! شراب و کار آسانگر گناه [: محرماتی مانند قمار] و بت‌ها و تیرهای قرعه، پلیدی‌ (هایی‌) از عمل شیطانند پس از آنها دوری گزینید؛ شاید (خود و دیگران را) رستگار کنید. quran_en_fa Satan's plan is (but) to excite enmity and hatred between you, with intoxicants and gambling, and hinder you from the remembrance of Allah, and from prayer: will ye not then abstain? مسلما شیطان می‌خواهد با شراب و قمار، میان شما دشمنی و کینه [سخت] اندازد، و از یاد خدا و نماز بازتان دارد؛ آیا شما [از این امور با همه زیان‌ها وخطراتی که دارد] خودداری خواهید کرد؟///مسلما شیطان می‌خواهد با شراب و قمار، میان شما دشمنی و کینه [سخت] اندازد، و از یاد خدا و نماز بازتان دارد؛ آیا شما [از این امور با همه زیان‌ها وخطراتی که دارد] خودداری خواهید کرد؟///شیطان مى‌خواهد با شراب و قمار میان شما کینه و دشمنى افکند و شما را از یاد خدا و نماز باز دارد، آیا بس مى‌کنید؟///جز این نیست که شیطان مى‌خواهد با شراب و قمار، میان شما دشمنى و کینه افکند و از یاد خدا و از نماز بازتان دارد. پس آیا دست بردار هستید///همانا شیطان مى‌خواهد با شراب و قمار، میان شما دشمنى و کینه ایجاد کند، و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد. پس آیا شما دست برمى‌دارید؟///شیطان مى‌خواهد به وسیله شراب و قمار، میان شما دشمنى و کینه بیفکند و شما را از یاد خدا و نماز بازدارد. پس آیا دست برمى‌دارید؟///شیطان قصد آن دارد که به وسیله شراب و قمار، میان شما عداوت و کینه بر انگیزد و شما را از ذکر خدا و نماز باز دارد، پس شما آیا از آن دست برمی‌دارید؟///همانا شیطان می‌خواهد در پرداختن به شراب و قمار، بین شما دشمنی و کینه بیندازد، و شما را از یاد خداوند و از نماز بازدارد، آیا دست‌بردار هستید؟///شیطان می‌خواهد به وسیله شراب و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند، و شما را از یاد خدا و از نماز بازدارد. آیا (با این همه زیان و فساد، و با این نهی اکید،) خودداری خواهید کرد؟!///جز این نیست که خواهد شیطان آنکه بیفکند میان شما دشمنی و کینه را در باده و قمار و بازدارد شما را از یاد خدا و از نماز پس آیا هستید دست‌بردارندگان‌///جز این نیست (که) شیطان همی خواهد با شراب و کار آسانگر گناه، میان شما دشمنی و کینه‌توزی افکند و شما را از یاد خدا و از نماز بازدارد. پس آیا شما (از این‌ها) دست برمی‌دارید؟ quran_en_fa Obey Allah, and obey the Messenger, and beware (of evil): if ye do turn back, know ye that it is Our Messenger's duty to proclaim (the message) in the clearest manner. و از خدا اطاعت کنید و از پیامبر فرمان برید، و [از مخالفت با خدا و پیامبر] بپرهیزید، پس اگر روی گردانید [سزاوار کیفر می‌شوید]، و بدانید که بر عهده پیامبر ما فقط رساندن آشکار [پیام وحی] است.///و از خدا اطاعت کنید و از پیامبر فرمان برید، و [از مخالفت با خدا و پیامبر] بپرهیزید، پس اگر روی گردانید [سزاوار کیفر می‌شوید]، و بدانید که بر عهده پیامبر ما فقط رساندن آشکار [پیام وحی] است.///خدا و پیامبرش را اطاعت کنید و پروا کنید. اگر رویگردان شوید بدانید که وظیفه پیامبر ما رسانیدن پیام روشن خداوند است.///و اطاعت خدا و اطاعت رسول کنید و [از گناه‌] برحذر باشید، اگر پشت کردید بدانید که پیامبر ما فقط عهده‌دار ابلاغ روشن است///و اطاعت خدا و اطاعت پیامبر کنید و [از گناهان‌] برحذر باشید، پس اگر روى گرداندید، بدانید که بر عهده پیامبر ما، فقط رساندن [پیام‌] آشکار است.///و خدا را اطاعت کنید و پیامبر را فرمانبردار باشید و [از نافرمانى] بپرهیزید. پس اگر روى‌گردان شدید بدانید که وظیفه‌ى رسول ما ابلاغ آشکار است.///و خدا و رسول خدا را اطاعت کنید و بترسید، که هر گاه روی (از طاعت خدا) بگردانید پس بدانید که بر رسول ما جز آنکه به آشکار حکم خدا را ابلاغ کند تکلیفی نخواهد بود.///و از خداوند و پیامبر اطاعت کنید و پروا داشته باشید، و اگر رویگردان شدید بدانید که وظیفه پیامبر ما پیام‌رسانی آشکار است‌///اطاعت خدا و اطاعت پیامبر کنید! و (از مخالفت فرمان او) بترسید! و اگر روی برگردانید، (مستحق مجازات خواهید بود؛ و) بدانید بر پیامبر ما، جز ابلاغ آشکار، چیز دیگری نیست (و این وظیفه را در برابر شما، انجام داده است).///فرمان برید خدا را و فرمان برید پیمبر را و بترسید پس اگر پشت کردید بدانید که بر فرستاده ما است همانا رساندن آشکار///و خدا را اطاعت کنید و پیامبر را (نیز) اطاعت کنید و (از مخالفت با آنان) برحذر باشید. پس اگر روی گرداندید، بدانید که برعهده‌ی پیامبرمان فقط پیام‌رسانی روشنگر (ربانی) است. quran_en_fa On those who believe and do deeds of righteousness there is no blame for what they ate (in the past), when they guard themselves from evil, and believe, and do deeds of righteousness,- (or) again, guard themselves from evil and believe,- (or) again, guard themselves from evil and do good. For Allah loveth those who do good. بر کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند نسبت به آنچه [پیش از حکم تحریم، از مسکرات و منافع قمار و سایر محرمات] خورده‌اند، گناهی نیست، هرگاه بپرهیزند و ایمان [واقعی] آورند و [خالصانه] کارهای شایسته انجام دهند؛ سپس پرهیزکاری را تداوم بخشند و ایمان خود را ادامه دهند، و بر پرهیزکاری پافشاری ورزند و کار نیک بجا آورند؛ و خدا نیکوکاران را دوست دارد.///بر کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند نسبت به آنچه [پیش از حکم تحریم، از مسکرات و منافع قمار و سایر محرمات] خورده‌اند، گناهی نیست، هرگاه بپرهیزند و ایمان [واقعی] آورند و [خالصانه] کارهای شایسته انجام دهند؛ سپس پرهیزکاری را تداوم بخشند و ایمان خود را ادامه دهند، و بر پرهیزکاری پافشاری ورزند و کار نیک بجا آورند؛ و خدا نیکوکاران را دوست دارد.///بر آنان که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند در آنچه خورده‌اند گناهى نیست، هرگاه پرهیزگارى کنند و ایمان بیاورند و به کارهاى شایسته پردازند، باز هم پرهیزگارى کنند و ایمان بیاورند، باز هم پرهیزگارى کنند و نیکى، که خدا نیکوکاران را دوست دارد.///بر کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، در باره‌ى آنچه [پیش از حکم تحریم‌] خورده‌اند گناهى نیست، به شرط آن که پرهیزکار و مؤمن گردند و کارهاى شایسته کنند، سپس [از محرمات‌] پرهیز نمایند و [به تحریم آن‌] مؤمن باشند، سپس [با جدیت‌] پرهیزکارى///بر کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، گناهى در آنچه [قبلا] خورده‌اند نیست، در صورتى که تقوا پیشه کنند و ایمان بیاورند و کارهاى شایسته کنند؛ سپس تقوا پیشه کنند و ایمان بیاورند؛ آنگاه تقوا پیشه کنند و احسان نمایند، و خدا نیکوکاران را دوست مى‌دارد.///بر کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‌اند، در آنچه [قبل از تحریم شراب] خورده‌اند، باکى نیست، هرگاه که اهل پروا و ایمان و کارهاى شایسته باشند، سپس [از محرمات] پرهیز نمایند و [به تحریم آنها] ایمان آورند، آنگاه [نیز از حرام] بپرهیزند و کار نیک کنند. و خداوند نیکوکاران را دوست دارد.///بر آنان که ایمان آوردند و نیکوکار شدند باکی نیست در آنچه از مأکولات خوردند، هر گاه تقوا پیشه گرفته و ایمان آرند و کارهای نیک کنند، باز پرهیزکار شوند و ایمان آورند، باز پرهیزکار و نیکوکار شوند؛ و خدا نیکوکاران را دوست می‌دارد.///بر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، چون تقوا ورزند و ایمان داشته باشند و کارهای شایسته کنند، سپس همچنان تقوا ورزند و ایمان داشته باشند، و همواره تقوا ورزیده و نیکوکاری کنند، در آنچه در گذشته [خمر] خورده‌اند، گناهی بر آنان نیست، و خداوند نیکوکاران را دوست دارد///بر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، گناهی در آنچه خورده‌اند نیست؛ (و نسبت به نوشیدن شراب، قبل از نزول حکم تحریم، مجازات نمی‌شوند؛) اگر تقوا پیشه کنند، و ایمان بیاورند، و اعمال صالح انجام دهند؛ سپس تقوا پیشه کنند و ایمان آورند؛ سپس تقوا پیشه کنند و نیکی نمایند. و خداوند، نیکوکاران را دوست می‌دارد.///نیست بر آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند باکی در آنچه بخورند اگر پرهیزکاری کنند و ایمان آرند و کردار شایسته کنند پس پرهیز کنند و ایمان آورند سپس پرهیز کنند و نیکی کنند و خدا دوست دارد نکوکاران را///بر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند گناهی در آنچه خورده‌اند نیست، در حالی که تقوا پیشه کردند و ایمان آوردند و کارهای شایسته (ی ایمان) نمودند؛ سپس تقوا پیشه کردند و ایمان آوردند؛ پس آن‌گاه تقوا پیشه کردند و (در تقوا و ایمان و عمل صالح) بهترین راه را انتخاب کردند. خدا نیکوکاران را دوست می‌دارد. quran_en_fa O ye who believe! Allah doth but make a trial of you in a little matter of game well within reach of game well within reach of your hands and your lances, that He may test who feareth him unseen: any who transgress thereafter, will have a grievous penalty. ای اهل ایمان! بی تردید خدا شما را به چیزی از شکار [حیوانات در حالی که محرم هستید] آزمایش می‌کند، چه شکاری که [به آسانی و بدون اسلحه] دست شما به آن برسد، و [چه شکاری که به سبب وحشی بودنش] نیزه‌های شما [آن را صید می‌کند؛] تا خدا کسی را که در نهان از او می‌ترسد، معلوم و مشخص نماید. و هر که پس از این [امتحان از حدود خدا] تجاوز کند [و در حال احرام به شکار برخیزد] برای او عذابی دردناک است.///ای اهل ایمان! بی تردید خدا شما را به چیزی از شکار [حیوانات در حالی که محرم هستید] آزمایش می‌کند، چه شکاری که [به آسانی و بدون اسلحه] دست شما به آن برسد، و [چه شکاری که به سبب وحشی بودنش] نیزه‌های شما [آن را صید می‌کند؛] تا خدا کسی را که در نهان از او می‌ترسد، معلوم و مشخص نماید. و هر که پس از این [امتحان از حدود خدا] تجاوز کند [و در حال احرام به شکار برخیزد] برای او عذابی دردناک است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، خدا شما را به صیدى که به دست مى‌گیرید یا به نیزه شکار مى‌کنید، مى‌آزماید تا بداند چه کسى در نهان از او مى‌ترسد. و هر که از این پس از حد تجاوز کند او راست عذابى دردآور.///اى مؤمنان! خدا شما را به [تحریم‌] صیدى که در دسترس شما و نیزه‌هاى شماست مى‌آزماید، تا معلوم دارد چه کسى در نهان از او پروا مى‌دارد. پس هر که بعد از این [دستور] تجاوز کند، او را عذابى دردناک خواهد بود///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، خدا شما را به چیزى از شکار که در دسترس شما و نیزه‌هاى شما باشد خواهد آزمود، تا معلوم دارد چه کسى در نهان از او مى‌ترسد. پس هر کس بعد از آن تجاوز کند، براى او عذابى دردناک خواهد بود.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! خداوند شما را با چیزى از شکار که دست‌ها و نیزه‌هایتان به آن مى‌رسد، مى‌آزماید تا خداوند معلوم گرداند چه کسى در باطن از او بیم دارد [و از شکار مى‌گذرد]. پس بعد از این هر که تجاوز کند، او را عذابى دردناک است.///ای اهل ایمان، خدا شما را به چیزی از صید می‌آزماید که در دسترس شما و تیرهای شما آیند تا بداند که چه کسی از خدا در باطن می‌ترسد. پس هر که از این به بعد (از حدود الهی) تجاوز کند او را عذابی سخت دردناک خواهد بود.///ای مؤمنان خداوند شما را به صیدی که در دسترس و نیزه‌رس شما هست، می‌آزماید، تا معلوم بدارد که چه کسی در نهان از او می‌ترسد، و هرکس که پس از این از حد درگذرد، عذابی دردناک [درپیش‌] دارد///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خداوند شما را به چیزی از شکار که (به نزدیکی شما می‌آید، بطوری که) دستها و نیزه‌هایتان به آن می‌رسد، می‌آزماید؛ تا معلوم شود چه کسی باایمان به غیب، از خدا می‌ترسد؛ و هر کس بعد از آن تجاوز کند، مجازات دردناکی خواهد داشت.///ای آنان که ایمان آوردید همانا بیازماید شما را خدا به چیزی از شکار که دریابدش دستهای شما و نیزه‌های شما تا بداند خدا آن را که می‌ترسدش در نهان پس هر کس تجاوز کند پس از این او را است عذابی دردناک‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! خدا همواره شما را به چیزی از شکار -که در دسترس شما و نیزه‌هایتان باشد- بی‌چون می‌آزماید تا نشانه گذارد کسی را که در نهان از او می‌هراسد؛ پس هرکس پس (از آن) تجاوز کند برایش عذابی دردناک است. quran_en_fa O ye who believe! Kill not game while in the sacred precincts or in pilgrim garb. If any of you doth so intentionally, the compensation is an offering, brought to the Ka'ba, of a domestic animal equivalent to the one he killed, as adjudged by two just men among you; or by way of atonement, the feeding of the indigent; or its equivalent in fasts: that he may taste of the penalty of his deed. Allah forgives what is past: for repetition Allah will exact from him the penalty. For Allah is Exalted, and Lord of Retribution. ای اهل ایمان! در حالی که در احرام [حج یا عمره] هستید، شکار را نکشید. و هر کس از شما عمدا آن را بکشد، کفاره‌ای همانند آن از جنس چهارپایان [اهلی] بر عهده اوست؛ که [همانند بودن آن را] دو عادل از خودتان گواهی دهند، و به عنوان قربانی به [حریم] کعبه رسد، یا به کفاره [آن شکار کشته شده معادل قیمت قربانی] به مستمندان طعام دهد، یا برابر تعداد مستمندی که طعام می‌دهد روزه بگیرد، تا کیفر کار خود را بچشد. خدا از [گناه] کشتن شکارهایی که پیش از این حکم انجام گرفته، درگذشت. و هر که [پس از کفاره دادن] به شکار کردن بازگردد، خدا از او انتقام می‌گیرد؛ و خدا توانای شکست ناپذیر و صاحب انتقام است.///ای اهل ایمان! در حالی که در احرام [حج یا عمره] هستید، شکار را نکشید. و هر کس از شما عمدا آن را بکشد، کفاره‌ای همانند آن از جنس چهارپایان [اهلی] بر عهده اوست؛ که [همانند بودن آن را] دو عادل از خودتان گواهی دهند، و به عنوان قربانی به [حریم] کعبه رسد، یا به کفاره [آن شکار کشته شده معادل قیمت قربانی] به مستمندان طعام دهد، یا برابر تعداد مستمندی که طعام می‌دهد روزه بگیرد، تا کیفر کار خود را بچشد. خدا از [گناه] کشتن شکارهایی که پیش از این حکم انجام گرفته، درگذشت. و هر که [پس از کفاره دادن] به شکار کردن بازگردد، خدا از او انتقام می‌گیرد؛ و خدا توانای شکست ناپذیر و صاحب انتقام است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، هرگاه که در احرام باشید شکار را مکشید. هر که صید را به عمد بکشد جزاى او قربانى کردن حیوانى است همانند آنچه کشته است به شرط آنکه دو عادل از شما گواهى دهند و قربانى را به کعبه رساند، یا به کفاره درویشان را طعام دهد، یا برابر آن روزه بگیرد، تا عقوبت کار خود بچشد. از آنچه در گذشته کرده‌اید خدا عفو کرده است، ولى هر که بدان باز گردد خدا از او انتقام مى‌گیرد، که خدا پیروزمند و انتقام‌گیرنده است.///اى مؤمنان! وقتى که احرام دارید شکار را مکشید، و هر کس از شما عمدا آن را بکشد، باید کفاره‌اى معادل آن از چهارپایان بدهد، که دو نفر عادل از خودتان [معادل بودن‌] آن را تصدیق کنند و به عنوان قربانى به کعبه برسد [و قربانى شود]، یا [او را] کفاره‌اى [مانند///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، در حالى که محرمید شکار را مکشید، و هر کس از شما عمدا آن را بکشد، باید نظیر آنچه کشته است از چهارپایان کفاره‌اى بدهد، که [نظیر بودن‌] آن را دو تن عادل از میان شما تصدیق کنند، و به صورت قربانى به کعبه برسد. یا به کفاره [آن‌] مستمندان را خوراک بدهد، یا معادلش روزه بگیرد، تا سزاى زشتکارى خود را بچشد. خداوند از آنچه در گذشته واقع شده عفو کرده است، و [لى‌] هر کس تکرار کند خدا از او انتقام مى‌گیرد، و خداوند، توانا و صاحب‌انتقام است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! در حال احرام، شکار نکشید. و هر کس از شما به عمد، شکارى بکشد، کیفر و کفاره‌اش کشتن نظیر آن حیوان از چهارپایان است که [به این نظیر بودن] دو شاهد عادل از میان خودتان حکم کنند. [این حیوان قربانى] هدیه‌اى است که به کعبه برسد [و آنجا ذبح شود] یا براى جبران آن به فقیران طعام بدهد یا برابر آن روزه بگیرد. [این کفاره‌هاى سه‌گانه] براى آن است که جزاى کار خود را بچشد. خداوند از گذشته شما گذشت. و هر کس این کار را تکرار کند، خداوند از او انتقام مى‌گیرد. و خداوند، شکست‌ناپذیر و انتقام گیرنده است.///ای مؤمنان، در حال احرام صید را نکشید و هر کس آن را عمدا کشت مثل آن صید را از جنس چهارپایان، که به مثلیت آن دو مؤمن عادل حکم کنند، به عنوان هدی به کعبه رساند یا چند مسکین را طعام دهد یا معادل آن روزه بدارد، تا بچشد عقوبت مخالفتش را. و خدا از گذشته درگذشت، ولی هر که دیگر بار (به مخالفت) باز گردد خدا از وی انتقام می‌کشد، و خدا مقتدر و انتقام کشنده است.///ای مؤمنان در حالی که محرم هستید شکار را نکشید و هرکس از شما که عمدا آن را بکشد، بر اوست که به کیفر این کار نظیر آنچه کشته است از چارپایان، که دو [داور] عادل از شما به همانندی آن حکم دهند، در حول و حوش کعبه قربانی کند، یا باید کفاره‌ای بدهد [که عبارت است از] طعام [شصت‌] بینوا یا برابر با آن [شصت روز] روزه بگیرد، تا کیفر کار [نادرست‌] خود را بچشد، و خداوند از گذشته‌ها گذشته است، ولی هرکس که بازگردد، خداوند از او انتقام می‌گیرد، و خداوند پیروزمند دادستان است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! در حال احرام، شکار نکنید، و هر کس از شما عمدا آن را به قتل برساند، باید کفاره‌ای معادل آن از چهارپایان بدهد؛ کفاره‌ای که دو نفر عادل از شما، معادل بودن آن را تصدیق کنند؛ و به صورت قربانی به (حریم) کعبه برسد؛ یا (به جای قربانی،) اطعام مستمندان کند؛ یا معادل آن، روزه بگیرد، تا کیفر کار خود را بچشد. خداوند گذشته را عفو کرده، ولی هر کس تکرار کند، خدا از او انتقام می‌گیرد؛ و خداوند، توانا و صاحب انتقام است.///ای آنان که ایمان آوردید نکشید شکار را حالی که در جامه احرامید و آنکس که بکشد آنرا از شما دانسته و خواسته پس کیفری مانند آنچه کشته است از دامهای چهارپا که داوری بدان کند دو تن دادگر از شما قربانیی رسیده به کعبه یا کفاره خوراک بینوایان یا برابر آن روزه تا بچشد کیفر کار خود را درگذشت خدا از آنچه گذشت و آنکس که بازگردد انتقام کشد از او خدا و خداست عزتمند انتقام‌جوی‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! در حالی که محرمید (یا داخل حرمید)، صید را مکشید و هرکس از شما عمدا آن را بکشد، باید نظیر آنچه کشته است کفاره‌ای از انعام [: نعمت‌های حیوانی] بدهد (که) بر آن دو تن عادل از میان شما حکم کنند - در حالی‌که (این) هدیه‌ای است که به کعبه می‌رسد- یا به کفاره‌ای مستمندانی را خوراک بدهد یا معادلش روزه بدار تا سزای زشتکاری خود را بچشد. خدا از آنچه گذشته، عفو کرده است و هرکس (آن را) تکرار کند، خدا از او انتقام می‌گیرد. خدا عزیزی صاحب‌انتقام است. quran_en_fa Lawful to you is the pursuit of water-game and its use for food,- for the benefit of yourselves and those who travel; but forbidden is the pursuit of land-game;- as long as ye are in the sacred precincts or in pilgrim garb. And fear Allah, to Whom ye shall be gathered back. برای بهره مند شدن شما و کاروانیان، شکار کردن از دریا و خوراکی آن [در حال احرام] بر شما حلال شد. و شکار صحرا و بیابان تا زمانی که محرم هستید، بر شما حرام است. و از خدایی که به سوی او گردآوری می‌شوید، پروا کنید.///برای بهره مند شدن شما و کاروانیان، شکار کردن از دریا و خوراکی آن [در حال احرام] بر شما حلال شد. و شکار صحرا و بیابان تا زمانی که محرم هستید، بر شما حرام است. و از خدایی که به سوی او گردآوری می‌شوید، پروا کنید.///شکار دریایى و خوردن آن به جهت بهره‌مند شدنتان از آن، بر شما و مسافران حلال شده است. و شکار صحرایى تا هنگامى که در احرام هستید بر شما حرام شده. از خداوندى که به نزد او گرد آورده مى‌شوید بترسید.///صید دریا و خوراک آن براى شما حلال شد تا براى شما و مسافران بهره‌اى باشد. و شکار بیابان مادام که احرام دارید، بر شما حرام شده است و از خدایى که به سوى او محشور مى‌شوید پروا کنید///صید دریا و مأکولات آن براى شما حلال شده است تا براى شما و مسافران بهره‌اى باشد، و [لى‌] صید بیابان -مادام که محرم مى‌باشید- بر شما حرام گردیده است. و از خدایى که نزد او محشور مى‌شوید پروا دارید.///[البته] شکار دریا و خوراک آن براى شما حلال شده که توشه‌اى براى شما و کاروانیان است، ولى تا وقتى محرم هستید، صید صحرایى بر شما حرام است. و از خداوندى که به سوى او محشور مى‌شوید، پروا کنید.///بر شما صید دریا و طعام آن حلال گردید تا شما و کاروانان از آن بهره‌مند شوید، ولی صید بیابان تا زمانی که محرم هستید بر شما حرام است. و بترسید از آن خدایی که به سوی او محشور می‌شوید.///صید دریایی و خوردن آن برای شما حلال شده است، تا هم شما و هم کاروانیان [غیر محرم‌] از آن برخوردار شوید، و صید بیابانی مادام که محرم هستید، بر شما حرام است، و از خدایی که به نزد او محشور می‌شوید پروا داشته باشید///صید دریا و طعام آن برای شما و کاروانیان حلال است؛ تا (در حال احرام) از آن بهره‌مند شوید؛ ولی مادام که محرم هستید، شکار صحرا برای شما حرام است؛ و از (نافرمانی) خدایی که به سوی او محشور می‌شوید، بترسید!///حلال است برای شما شکار دریا و خوراک آن بهره‌ای برای شما و کاروان و حرام است بر شما شکار دشت مادامی که در لباس احرامید و بترسید خداوندی را که بسوی او گردآورده شوید///صید دریا و خوراکیش برای شما حلال گشته، حال آنکه برایتان و برای راهیان بهره‌ای است، و صید بیابان - مادامی که محرم (یا در حرم) می‌باشید- بر شما حرام گردیده است. از خدایی که سویش محشور می‌شوید پروا بدارید. quran_en_fa Allah made the Ka'ba, the Sacred House, an asylum of security for men, as also the Sacred Months, the animals for offerings, and the garlands that mark them: That ye may know that Allah hath knowledge of what is in the heavens and on earth and that Allah is well acquainted with all things. خدا، [زیارت] کعبه، آن خانه با حرمت، و ماه‌های حرام، و قربانی‌های بی نشان، و قربانی‌های نشان دار را وسیله قوام و برپایی [زندگی، معیشت و سامان دنیا و آخرت] مردم قرار داد. این [شرایع و احکام] برای آن است که بدانید: یقینا خدا آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است می‌داند؛ و قطعا خدا به همه چیز داناست.///خدا، [زیارت] کعبه، آن خانه با حرمت، و ماه‌های حرام، و قربانی‌های بی نشان، و قربانی‌های نشان دار را وسیله قوام و برپایی [زندگی، معیشت و سامان دنیا و آخرت] مردم قرار داد. این [شرایع و احکام] برای آن است که بدانید: یقینا خدا آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است می‌داند؛ و قطعا خدا به همه چیز داناست.///خدا کعبه، بیت الحرام، را با ماه حرام و قربانى بى‌قلاده و قربانى با قلاده قوام کار مردم گردانید، تا بدانید که خدا هر چه را که در آسمانها و زمین است مى‌داند و او بر هر چیزى آگاه است.///خداوند، کعبه آن خانه حرمت دار و نیز ماه‌هاى حرام و قربانى‌هاى بى‌نشان و نشاندار را مایه قوام کار مردم قرار داده است. این بدان سبب است که بدانید خداوند هر چه را که در آسمان‌ها و زمین است مى‌داند و خدا به همه چیز واقف است///خداوند [زیارت‌] کعبه بیت الحرام را وسیله به پا داشتن [مصالح‌] مردم قرار داده، و ماه حرام و قربانیهاى بى‌نشان و قربانیهاى نشاندار را [نیز به همین منظور مقرر فرموده است‌]، این [جمله‌] براى آن است تا بدانید که خدا آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است مى‌داند، و خداست که بر هر چیزى داناست.///خداوند، کعبه‌ى بیت‌الحرام را وسیله‌ى سامان‌بخشى و قوام مردم قرار داده و نیز ماه حرام و قربانى‌هاى بى‌نشان و نشان‌دار را. این براى آن است که بدانید خداوند آنچه در آسمان‌ها و زمین است، مى‌داند و خداوند به هر چیز آگاه است.///خدا کعبه را خانه حرام قرار داد برای نگهبانی مردم، و نیز ماه حرام را قرار داد و نیز هدی و قلائد (قربانی نشان‌دار و بی‌نشان) را قرار داد، تا بدانید که خدا به هر چه در آسمانها و زمین است آگاه است و خدا به همه چیز داناست.///خداوند [زیارت‌] کعبه را که بیت‌الحرام است، و نیز ماه‌ [های‌] حرام را و [رسم‌] قربانیهای نشاندار و قربانیهای قلاده‌دار، همه را مایه قوام [دین و دنیای‌] مردم قرار داده است، آری تا بدانید خداوند هر چه را که در آسمانها و زمین است می‌داند و به هر چیزی آگاه است‌///خداوند، کعبه -بیت الحرام- را وسیله‌ای برای استواری و سامان بخشیدن به کار مردم قرار داده؛ و همچنین ماه حرام، و قربانیهای بی‌نشان، و قربانیهای نشاندار را؛ این‌گونه احکام (حساب شده و دقیق،) بخاطر آن است که بدانید خداوند، آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، می‌داند؛ و خدا به هر چیزی داناست.///گردانید خدا کعبه آن خانه محترم را ایستادگیی برای مردم و ماه محترم را و قربانی و دامهای قلاده بگردن را این تا بدانید خدا می‌داند آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و آنکه خدا است به هر چیز دانا///خدا کعبه -بیت‌الحرام- را وسیله‌ی قیام [: به پاخاستن] مردمان قرار داده و ماه حرام و قربانی‌های نشان‌دار را (نیز به همین منظور مقرر فرموده). این برای آن است تا بدانید خدا بی‌گمان آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است می‌داند و همواره خدا بر هر چیزی بسیار داناست. quran_en_fa Know ye that Allah is strict in punishment and that Allah is Oft-forgiving, Most Merciful. بدانید مسلما خدا [نسبت به نافرمانی بندگان] سخت کیفر، و [نسبت به طاعت آنان] بسیار آمرزنده و مهربان است.///بدانید مسلما خدا [نسبت به نافرمانی بندگان] سخت کیفر، و [نسبت به طاعت آنان] بسیار آمرزنده و مهربان است.///بدانید که عقوبت خدا سخت است و هم او آمرزنده و مهربان است.///بدانید که خداوند هم سخت کیفر است و هم بسیار آمرزنده و مهربان///بدانید که خدا سخت‌کیفر است، و [بدانید] که خدا آمرزنده مهربان است.///بدانید که خداوند، سخت‌کیفر است و همانا خداوند آمرزنده مهربان است.///بدانید که خدا هم عقابش بسیار سخت و دشوار است و هم خدا بسیار بخشنده و مهربان است.///بدانید که خداوند سخت کیفر و همچنین خداوند آمرزگار مهربان است‌///بدانید خدا دارای مجازات شدید، و (در عین حال) آمرزنده و مهربان است.///بدانید که خدا است سخت‌شکنجه و آنکه خدا است به هر آمرزنده مهربان‌///بدانید خدا سخت‌کیفر است و خدا بی‌گمان بسی پوشنده‌ای رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa The Messenger's duty is but to proclaim (the message). But Allah knoweth all that ye reveal and ye conceal. بر عهده پیامبر جز رساندن [پیام خدا] نیست. و خدا آنچه را آشکار می‌کنید و آنچه را پنهان می‌دارید، می‌داند.///بر عهده پیامبر جز رساندن [پیام خدا] نیست. و خدا آنچه را آشکار می‌کنید و آنچه را پنهان می‌دارید، می‌داند.///بر پیامبر جز رسانیدن پیام وظیفه‌اى نیست. و آنچه را که آشکار مى‌سازید یا پنهان مى‌دارید خدا مى‌داند.///پیامبر جز ابلاغ، تعهدى ندارد، و خدا آنچه را عیان کنید یا نهان کنید مى‌داند///بر پیامبر [خدا، وظیفه‌اى‌] جز ابلاغ [رسالت‌] نیست، و خداوند آنچه را آشکار و آنچه را پوشیده مى‌دارید مى‌داند.///بر پیامبر، جز ابلاغ [آیات الهى] نیست و خداوند، آنچه را آشکار یا کتمان مى‌کنید، مى‌داند.///بر پیغمبر جز تبلیغ (احکام الهی) وظیفه‌ای نیست، و خدا هر چه را آشکار داشته و یا پنهان دارید همه را می‌داند.///جز پیام‌رسانی چیزی بر عهده پیامبر نیست، و خداوند آنچه آشکار می‌دارید و آنچه پنهان می‌دارید، می‌داند///پیامبر وظیفه‌ای جز رسانیدن پیام (الهی) ندارد؛ (و مسؤول اعمال شما نیست). و خداوند آنچه را آشکار، و آنچه را پنهان می‌دارید می‌داند.///نیست بر پیغمبر جز رساندن و خدا می‌داند آنچه آشکار و آنچه نهان کنید///بر پیامبر (خدا وظیفه‌ای) جز ابلاغ رسا (ی رسالت) نیست. و خدا آنچه را آشکار و آنچه را پنهان می‌کنید می‌داند. quran_en_fa Say: "Not equal are things that are bad and things that are good, even though the abundance of the bad may dazzle thee; so fear Allah, O ye that understand; that (so) ye may prosper." بگو: ناپاک و پاک [مانند کافر و مؤمن، معصیت و طاعت، حرام و حلال، و معیوب و سالم] یکسان نیستند؛ هر چند فراوانی ناپاک‌ها تو را به شگفت آورد. پس ای صاحبان خرد! از خدا پروا کنید تا رستگار شوید.///بگو: ناپاک و پاک [مانند کافر و مؤمن، معصیت و طاعت، حرام و حلال، و معیوب و سالم] یکسان نیستند؛ هر چند فراوانی ناپاک‌ها تو را به شگفت آورد. پس ای صاحبان خرد! از خدا پروا کنید تا رستگار شوید.///بگو: ناپاک و پاک برابر نیستند، هر چند فراوانى ناپاک تو را به اعجاب افکند. پس اى خردمندان، از خداى بترسید، باشد که رستگار گردید.///بگو: پلید و پاکیزه یکسان نیستند، هر چند کثرت پلید تو را به شگفت آورد. پس اى صاحبان خرد! از خدا بترسید، باشد که رستگار شوید///بگو: «پلید و پاک یکسان نیستند، هر چند کثرت پلید [ها] تو را به شگفت آورد. پس اى خردمندان، از خدا پروا کنید، باشد که رستگار شوید.»///[به مردم] بگو: «پلید و پاک، یکسان نیست، گرچه عدد ناپاکان تو را به تعجب وادارد. پس اى صاحبان خرد! از خدا پروا کنید، باشد که شما رستگار شوید.»///بگو (ای پیغمبر): هرگز مردم پاک و ناپاک یکسان نخواهند بود هر چند (در جهان) بسیاری پلیدان تو را به شگفت آرد. پس ای خردمندان از خدا بترسید، باشد که رستگار شوید.///بگو پلید و پاک برابر نیستند ولو اینکه فراوانی پلید تو را به شگفتی اندازد، ای خردمندان از خداوند پروا کنید باشد که رستگار شوید///بگو: «(هیچ‌گاه) ناپاک و پاک مساوی نیستند؛ هر چند فزونی ناپاکها، تو را به شگفتی اندازد! از (مخالفت) خدا بپرهیزید ای صاحبان خرد، شاید رستگار شوید!///بگو یکسان نیستند پلید و پاکیزه اگر چه تو را شگفت آید فراوانی پلید پس بترسید خدا را ای خردمندان شاید رستگار شوید///بگو: «پاک و پلید یکسان نیستند، هرچند کثرت پلید، تو را به شگفت آورد. پس ای اندیشمندان از خدا پروا کنید، شاید (خود و دیگران را) رستگار کنید.» quran_en_fa O ye who believe! Ask not questions about things which, if made plain to you, may cause you trouble. But if ye ask about things when the Qur'an is being revealed, they will be made plain to you, Allah will forgive those: for Allah is Oft-forgiving, Most Forbearing. ای اهل ایمان! از احکام و معارفی [که شریعت اسلام از بیان آنها خودداری می‌کند و خدا هم به خاطر آسان گرفتن بر بندگان نهی و امری نسبت به آنها ندارد] مپرسید؛ که اگر برای شما آشکار شود، غمگینتان کند. و اگر هنگامی که قرآن نازل می‌شود از آنها بپرسید، برای شما روشن می‌شود. خدا از [اینکه شما را به] آن احکام و معارف [که باعث غم و اندوه شماست مکلف کند] گذشت کرد؛ و خدا بسیار آمرزنده و بردبار است.///ای اهل ایمان! از احکام و معارفی [که شریعت اسلام از بیان آنها خودداری می‌کند و خدا هم به خاطر آسان گرفتن بر بندگان نهی و امری نسبت به آنها ندارد] مپرسید؛ که اگر برای شما آشکار شود، غمگینتان کند. و اگر هنگامی که قرآن نازل می‌شود از آنها بپرسید، برای شما روشن می‌شود. خدا از [اینکه شما را به] آن احکام و معارف [که باعث غم و اندوه شماست مکلف کند] گذشت کرد؛ و خدا بسیار آمرزنده و بردبار است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از چیزهایى که چون براى شما آشکار شوند اندوهگینتان مى‌کنند، مپرسید. و اگر سؤال از آنها را واگذارید تا به هنگام نزول قرآن، برایتان آشکار خواهد شد. خدا از آنها عفو کرده است که آمرزنده و بردبار است.///اى مؤمنان! از چیزهایى نپرسید که اگر براى شما فاش گردد موجب اندوهتان مى‌شود. و اگر به هنگام نزول قرآن از آن بپرسید [حکم آن‌] براى شما روشن خواهد شد. خدا از آن [سؤالات بیجا] درگذشت و خداوند آمرزنده‌ى بردبار است///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از چیزهایى که اگر براى شما آشکار گردد شما را اندوهناک مى‌کند مپرسید. و اگر هنگامى که قرآن نازل مى‌شود، در باره آنها سؤال کنید، براى شما روشن مى‌شود. خدا از آن [پرسشهاى بیجا] گذشت، و خداوند آمرزنده بردبار است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از امورى که اگر برایتان آشکار شود، ناراحتتان مى‌کند، نپرسید. و اگر هنگام نزول قرآن از آنها سؤال کنید، برایتان روشن مى‌شود. خداوند از سؤال‌هاى نابجاى شما گذشت و خدا آمرزنده بردبار است.///ای اهل ایمان، هرگز از چیزهایی مپرسید که اگر فاش گردد شما را زشت و بد می‌آید و غمناک می‌کند، و اگر پرسش آن را به هنگام نزول آیات قرآن واگذارید برای شما (هر چه مصلحت است) آشکار می‌گردد. خدا از عقاب سؤالات بی‌جای شما درگذشت، و خدا بخشنده و بردبار است.///ای مؤمنان از چیزهایی پرس و جو نکنید که چون بر شما آشکار شود، شما را اندوهگین کند، و اگر در زمانی که قرآن نازل می‌گردد، پرس و جو کنید، [حکم و تکلیف شاق آن‌] بر شما آشکار می‌گردد، خداوند از گذشته‌ها گذشته است و خدا آمرزگار مهربان است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از چیزهایی نپرسید که اگر برای شما آشکار گردد، شما را ناراحت می‌کند! و اگر به هنگام نزول قرآن، از آنها سؤال کنید، برای شما آشکار می‌شود؛ خداوند آنها را بخشیده (و نادیده گرفته) است. و خداوند، آمرزنده و بردبار است.///ای آنان که ایمان آوردید نپرسید از چیزهائی که اگر فاش شود برای شما بد آید شما را و اگر بپرسید از آنها هنگامی که فرود آید قرآن فاش شود برای شما درگذشت خدا از آنها و خدا است آمرزنده بردبار///هان ای کسانی که ایمان آوردید! از چیزهایی مپرسید که اگر برای شما آشکار شود، بدآیندتان است و اگر هنگامی‌که قرآن نازل می‌شود درباره‌ی آنها بپرسید برایتان آشکار می‌شود. خدا از آنها [: پرسش‌های بیجا] در گذشت. و خدا بسی پوشنده‌ی بردبار است. quran_en_fa Some people before you did ask such questions, and on that account lost their faith. گروهی از پیشینیان شما از آن احکام و معارف پرسیدند، [چون برای آنان روشن شد، از اجرایش روی گرداندند] سپس به آن کافر شدند.///گروهی از پیشینیان شما از آن احکام و معارف پرسیدند، [چون برای آنان روشن شد، از اجرایش روی گرداندند] سپس به آن کافر شدند.///مردمى که پیش از شما بودند از آن چیزها سؤال کردند و بدان سبب کافر شدند.///پیش از شما هم گروهى از این پرسش‌ها کردند، آن‌گاه [که برایشان بیان گردید] بدان کافر شدند///گروهى پیش از شما [نیز] از این [گونه‌] پرسشها کردند؛ آنگاه به سبب آن کافر شدند.///[از این­گونه سؤال‌ها] گروهى از پیشینیان نیز پرسیدند و [چون طاقت عمل نداشتند،] نسبت به آن منکر و کافر شدند.///قومی پیش از شما هم سؤال از آن امور نمودند، آن گاه که برایشان بیان شد به آن کافر شدند.///قومی که پیش از شما بودند، نظیر آن [مساله‌] ها را پرسیدند، سپس به همان سبب کافر شدند///جمعی از پیشینیان شما، از آن سئوال کردند؛ و سپس با آن به مخالفت برخاستند. (ممکن است شما هم چنین سرنوشتی پیدا کنید.)///همانا پرسیدند آنها را گروهی پیش از شما پس گردیدند بدانها کافران‌///گروهی پیش از شما (نیز) بی‌چون از این (گونه) پرسش‌ها کردند، سپس به سبب آنها (از) کافران یا کفران‌کنندگان شدند. quran_en_fa It was not Allah who instituted (superstitions like those of) a slit-ear she-camel, or a she-camel let loose for free pasture, or idol sacrifices for twin-births in animals, or stallion-camels freed from work: It is blasphemers who invent a lie against Allah; but most of them lack wisdom. خدا هیچ حیوانی را به عنوان بحیره [ماده شتری که پنجمین حمل مادر خود باشد] و سائبه [شتری که ده ماده زاییده] و وصیله [گوسفند ماده‌ای که همزاد با بره نر است] و حام [شتر نری که ده شتر از او پدید آمده]، مقدس و ممنوع از تصرف قرار نداده است. ولی کسانی که کفر ورزیده‌اند [این امور را] بر خدا دروغ می‌بندند و بیشترشان اندیشه نمی‌کنند.///خدا هیچ حیوانی را به عنوان بحیره [ماده شتری که پنجمین حمل مادر خود باشد] و سائبه [شتری که ده ماده زاییده] و وصیله [گوسفند ماده‌ای که همزاد با بره نر است] و حام [شتر نری که ده شتر از او پدید آمده]، مقدس و ممنوع از تصرف قرار نداده است. ولی کسانی که کفر ورزیده‌اند [این امور را] بر خدا دروغ می‌بندند و بیشترشان اندیشه نمی‌کنند.///خداوند درباره بحیره و سائبه و وصیله و حامى حکمى نکرده است؛ ولى کافران بر خدا دروغ مى‌بندند و بیشترینشان بى‌خردند.///خداوند [حکمى به عنوان‌] بحیره و سائبه و وصیله و حام مقرر نداشته است، و لیکن کافرانند که بر خدا دروغ مى‌بندند و بیشترشان تعقل نمى‌کنند///خدا [چیزهاى ممنوعى از قبیل:] بحیره و سائبه و وصیله و حام قرار نداده است. ولى کسانى که کفر ورزیدند، بر خدا دروغ مى‌بندند و بیشترشان تعقل نمى‌کنند.///هیچ بحیره [حیوان گوش شکافته] و هیچ سائبه [حیوانى که به خاطر زاد و ولد زیاد آن را آزاد کرده‌اند] و هیچ وصیله [حیوان نرى که متصل به ماده، دوقلو به دنیا آمده باشد] و هیچ حام [شتر نرى که ده بار براى جفت‌گیرى از آن استفاده شده باشد]، خداوند، درباره‌ى این‌ها حکمى نکرده [و شما را از استفاده‌ى گوشت و بارکشى با آنها منع نفرموده و این ممنوعیت‌ها، خرافات زمان جاهلى است]، ولى کافران بر خدا دروغ مى‌بندند و بیشتر آنان اهل تعقل نیستند.///خدا برای بحیره و سائبه و وصیله و حام (نام شتران و گوسفندانی که مشرکان با شرایط خاصی آزاد می‌کردند) حکمی مقرر نفرموده، لیکن کافران بر خدا دروغ می‌بندند، چه آنکه بیشتر آنان عقل را به کار نمی‌بندند.///خداوند نه در مورد بحیره و نه سائبه و نه وصیله، و نه حامی حکمی مقرر نداشته است، ولی کافران بر خداوند دروغ می‌بندند و بیشترشان تعقل نمی‌کنند///خداوند هیچ‌گونه «بحیره» و «سائبه» و «وصیله» و «حام» قرار نداده است [اشاره به چهار نوع از حیوانات اهلی است که در زمان جاهلیت، استفاده از آنها را بعللی حرام می‌دانستند؛ و این بدعت، در اسلام ممنوع شد.] ولی کسانی که کافر شدند، بر خدا دروغ می‌بندند؛ و بیشتر آنها نمی‌فهمند!///قرار نداده است خدا «بحیره» و نه «سائبه» و نه «وصیله» و نه «حامی» لیکن آنان که کفر ورزیدند می‌بندند بر خدا دروغ را و بیشتر ایشان بخرد درنمی‌یابند///خدا (چیزهای ممنوعی از قبیل) بحیره و سائبه وصیله و حام را (حرام) قرار نداده است، ولی کسانی که کفر ورزیدند، بر خدا دروغ می‌بندند و بیشترشان خردورزی نمی‌کنند. quran_en_fa When it is said to them: "Come to what Allah hath revealed; come to the Messenger": They say: "Enough for us are the ways we found our fathers following." what! even though their fathers were void of knowledge and guidance? و هنگامی که به آنان گویند: به سوی آنچه خدا نازل کرده و به سوی پیامبر آیید، گویند: روش و آیینی که پدرانمان را بر آن یافته‌ایم، ما را بس است. آیا هر چند پدرانشان چیزی نمی‌دانستند و هدایت نیافته باشند [باز هم این تقلید جاهلانه و ناروا را بر خود می‌پسندند؟!]///و هنگامی که به آنان گویند: به سوی آنچه خدا نازل کرده و به سوی پیامبر آیید، گویند: روش و آیینی که پدرانمان را بر آن یافته‌ایم، ما را بس است. آیا هر چند پدرانشان چیزی نمی‌دانستند و هدایت نیافته باشند [باز هم این تقلید جاهلانه و ناروا را بر خود می‌پسندند؟!]///و چون به ایشان گویند که به آنچه خدا نازل کرده است و به پیامبر روى آورید، گویند: آن آیینى که پدران خود را بدان معتقد یافته‌ایم ما را بس است. حتى اگر پدرانشان هیچ نمى‌دانسته‌اند و راه هدایت نیافته بوده‌اند؟///و چون به ایشان گفته شود: به سوى آنچه خدا نازل کرده و به سوى پیامبر بیایید، گویند: آنچه پدران خویش را بر آن یافته‌ایم ما را بس است. آیا اگر چه پدرانشان چیزى نمى‌دانستند و راهى نیافته بودند [باز پیروى آنها مى‌کنند]///و چون به آنان گفته شود: «به سوى آنچه خدا نازل کرده و به سوى پیامبر [ش‌] بیایید»، مى‌گویند: «آنچه پدران خود را بر آن یافته‌ایم ما را بس است.» آیا هر چند پدرانشان چیزى نمى‌دانسته و هدایت نیافته بودند؟///و هرگاه به آنان گفته شود: «به سوى آنچه خداوند نازل کرده و به سوى پیامبر بیایید.» می‌گویند: «آنچه پدرانمان را بر آن یافتیم، ما را بس است.» آیا هر چند پدرانشان چیزى نمى‌دانستند و [به حق] هدایت نشده بودند [باید راه آنان را ادامه دهند؟]///و چون به آنها گفته شود: بیایید از حکم کتابی که خدا فرستاده و از دستور رسول او پیروی کنید، گویند: آن دینی که پدران خود را بر آن یافتیم ما را کفایت است. آیا باید از پدران خود هر چند مردمی جاهل بوده و به حق راه نیافته باشند باز پیروی کنند؟///و چون به ایشان گفته شود از آنچه خداوند نازل کرده است و از پیامبر پیروی کنید، گویند آنچه نیاکانمان را بر آن یافته‌ایم، برای ما کافی است، حتی اگر نیاکانشان چیزی ندانسته و راهی نیافته باشند؟///و هنگامی که به آنها گفته شود: «به سوی آنچه خدا نازل کرده، و به سوی پیامبر بیایید!»، می‌گویند: «آنچه از پدران خود یافته‌ایم، ما را بس است!»؛ آیا اگر پدران آنها چیزی نمی‌دانستند، و هدایت نیافته بودند (باز از آنها پیروی می‌کنند)؟!///و اگر گفته شود بدیشان بیائید بسوی آنچه خدا فرستاده است و بسوی پیمبر گویند بس است ما را آنچه یافتیم بر آن پدران خویش را اگرچه پدران ایشان ندانند چیزی را و نه راه برند///و هنگامی که به آنان گفته شود: «سوی آنچه خدا نازل کرده و سوی پیامبر (ش) بیایید» گویند: «آنچه پدرانمان را بر آن یافته‌ایم ما را بس است.» آیا و هرچند (که) پدرانشان چیزی نمی‌دانند و راهی نمی‌یابند؟ quran_en_fa O ye who believe! Guard your own souls: If ye follow (right) guidance, no hurt can come to you from those who stray. the goal of you all is to Allah: it is He that will show you the truth of all that ye do. ای اهل ایمان! مراقب [ایمان و ارزش‌های معنوی] خود باشید؛ اگر شما هدایت یافتید، گمراهی کسی که گمراه شده به شما زیانی نمی‌رساند. بازگشت همه شما به سوی خداست؛ پس شما را از آنچه انجام می‌دادید، آگاه خواهد کرد.///ای اهل ایمان! مراقب [ایمان و ارزش‌های معنوی] خود باشید؛ اگر شما هدایت یافتید، گمراهی کسی که گمراه شده به شما زیانی نمی‌رساند. بازگشت همه شما به سوی خداست؛ پس شما را از آنچه انجام می‌دادید، آگاه خواهد کرد.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، به خود پردازید. اگر شما هدایت یافته‌اید، آنان که گمراه مانده‌اند به شما زیانى نرسانند. بازگشت همه شما نزد خداست، تا شما را به آن کارها که مى‌کرده‌اید آگاه گرداند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! مراقب خودتان باشید، وقتى که شما هدایت یافتید، بیراهه رفتن دیگران به شما زیان نمى‌رساند. بازگشت همه شما به سوى خداست و از آنچه مى‌کرده‌اید آگاهتان مى‌سازد///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، به خودتان بپردازید. هر گاه شما هدایت یافتید، آن کس که گمراه شده است به شما زیانى نمى‌رساند. بازگشت همه شما به سوى خداست. پس شما را از آنچه انجام مى‌دادید، آگاه خواهد کرد.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! بر شما باد [حفظ] خودتان. اگر شما هدایت یافتید، آن که گمراه شد، زیانى به شما نمى‌رساند. بازگشت همه شما به سوى خداست و او شما را به آنچه مى‌کردید، آگاه مى‌سازد.///ای اهل ایمان، شما (ایمان) خود را محکم نگاه دارید، که اگر همه عالم گمراه شوند و شما به راه هدایت باشید زیانی از آنها به شما نرسد. بازگشت همه شما به سوی خداست و همه شما را به آنچه کردید آگاه می‌سازد.///ای مؤمنان شما مسؤولیت [حفظ و هدایت‌] خودتان را دارید، چون شما راهیافته باشید، کسی که به بیراهه رفته باشد، زیانی به شما نمی‌رساند، بازگشت همگی شما به سوی خداوند است، آنگاه شما را از [حقیقت و نتیجه‌] آنچه انجام داده‌اید، آگاه می‌سازد///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! مراقب خود باشید! اگر شما هدایت یافته‌اید، گمراهی کسانی که گمراه شده‌اند، به شما زیانی نمی‌رساند. بازگشت همه شما به سوی خداست؛ و شما را از آنچه عمل می‌کردید، آگاه می‌سازد.///ای آنان که ایمان آوردید بر شما باد خود شما زیان نرساند شما را آنکو گمراه شده است اگر هدایت یافته‌اید به سوی خدا است بازگشت شما همگی پس آگهیتان دهد بدانچه بودید می‌کردید///هان ای کسانی که ایمان آوردید! بر (عهده‌ی) شماست (که) به خودتان بپردازید؛ هرگاه هدایت یافتید آن کس که گمراه شده است به شما زیانی نمی‌رساند. بازگشت همه‌ی شما سوی خداست، پس شما را از آنچه انجام می‌داده‌اید آگاهی مهمی می‌دهد. quran_en_fa O ye who believe! When death approaches any of you, (take) witnesses among yourselves when making bequests,- two just men of your own (brotherhood) or others from outside if ye are journeying through the earth, and the chance of death befalls you (thus). If ye doubt (their truth), detain them both after prayer, and let them both swear by Allah: "We wish not in this for any worldly gain, even though the (beneficiary) be our near relation: we shall hide not the evidence before Allah: if we do, then behold! the sin be upon us!" ای اهل ایمان! هنگامی که یکی از شما را [آثار] مرگ فرا می‌رسد، باید در حال وصیت، دو عادل از هم کیشان خود را بر وصیت شاهد بگیرید؛ یا اگر در سفر بودید و مرگ شما فرا رسید [و شاهدی از مؤمنان نیافتید] دو نفر از غیر هم کیشان خود را شاهد وصیت بگیرید. و اگر [شما وارثان در صداقت و راستی آن دو شاهد غیر مسلمان] شک کردید، هر دو را بعد از نماز حبس کنید، پس به خدا سوگند یاد می‌کنند که ما این شهادت را به هیچ قیمتی نمی‌فروشیم هر چند [مورد شهادت] خویشاوندان ما باشد، و شهادت الهی را [که در حقیقت شهادت بر وصیت است] پنهان نمی‌کنیم، که اگر پنهان کنیم از گناهکاران خواهیم بود.///ای اهل ایمان! هنگامی که یکی از شما را [آثار] مرگ فرا می‌رسد، باید در حال وصیت، دو عادل از هم کیشان خود را بر وصیت شاهد بگیرید؛ یا اگر در سفر بودید و مرگ شما فرا رسید [و شاهدی از مؤمنان نیافتید] دو نفر از غیر هم کیشان خود را شاهد وصیت بگیرید. و اگر [شما وارثان در صداقت و راستی آن دو شاهد غیر مسلمان] شک کردید، هر دو را بعد از نماز حبس کنید، پس به خدا سوگند یاد می‌کنند که ما این شهادت را به هیچ قیمتی نمی‌فروشیم هر چند [مورد شهادت] خویشاوندان ما باشد، و شهادت الهی را [که در حقیقت شهادت بر وصیت است] پنهان نمی‌کنیم، که اگر پنهان کنیم از گناهکاران خواهیم بود.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چون مرگتان فرا رسد به هنگام وصیت دو عادل را از میان خودتان به شهادت گیرید، یا از غیر خودتان، هرگاه که در سفر بودید و مرگتان فرارسید. اگر از آن دو در شک بودید نگاهشان دارید تا بعد از نماز، آنگاه به خدا سوگند خورند که این شهادت را به هیچ قیمتى دگرگون نکنیم هرچند به سود خویشاوندمان باشد و آن را کتمان نکنیم، اگر جز این باشد از گناهکارانیم.///اى مؤمنان! چون یکى از شما را مرگ فرا رسد، به هنگام وصیت دو تن عادل از [همکیشان‌] خودتان را شاهد بگیرید، و چنانچه در سفر بودید و دچار حادثه مرگ شدید [و مسلمانى نیافتید] دو تن از غیر [همکیشان‌] شما شاهد باشند، و اگر [در صداقت آنها] شک کردید آنها را ن///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، هنگامى که یکى از شما را [نشانه‌هاى‌] مرگ دررسید، باید از میان خود دو عادل را در موقع وصیت، به شهادت میان خود فرا خوانید؛ یا اگر در سفر بودید و مصیبت مرگ، شما را فرا رسید [و شاهد مسلمان نبود] دو تن از غیر [همکیشان‌] خود را [به شهادت بطلبید]. و اگر [در صداقت آنان‌] شک کردید، پس از نماز، آن دو را نگاه مى‌دارید؛ پس به خدا سوگند یاد مى‌کنند که ما این [حق‌] را به هیچ قیمتى نمى‌فروشیم هر چند [پاى‌] خویشاوند [در کار] باشد، و شهادت الهى را کتمان نمى‌کنیم، که [اگر کتمان حق کنیم‌] در این صورت از گناهکاران خواهیم بود.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! هرگاه [نشانه‌هاى] مرگ یکى از شما فرارسد، از میان خود دو نفر عادل را هنگام وصیت به شهادت و گواهى فراخوانید. و اگر در مسافرت بودید و مصیبت مرگ به سراغ شما آمد دو تن از غیر [هم‌کیشان] تان را به گواهى بطلبید و اگر [در صداقت آنان] شک کردید، پس از نماز آن دو را نگاه دارید تا به خداوند قسم یاد کنند که: «ما حاضر نیستیم حق را به هیچ قیمتى بفروشیم، هر چند در مورد خویشان باشد. و هرگز شهادت الهى را پنهان نمى‌کنیم که در این صورت از گنهکارانیم.»///ای اهل ایمان، چون یکی از شما را هنگام مرگ فرا رسید، برای وصیت خود دو شاهد عادل را گواه گیرید که از خودتان باشند، یا دو تن دیگر از غیر خودتان (از غیر مسلمانان) گواه گیرید اگر در سفر به شما مصیبت مرگ رسد (و شاهد خودی نیابید)؛ آن دو شاهد را نگاه دارید اگر از آنها بدگمانید، تا بعد از نماز سوگند خورند که ما برای شهادت خود هرگز بهایی نمی‌خواهیم هر چند شهادت بر خویشانمان باشد و گواهی خود را که به امر خداست کتمان نخواهیم کرد، که اگر کتمان شهادت کنیم البته از گنهکاران خواهیم بود.///ای مؤمنان چون یکی از شما را مرگ فرا رسد، به هنگام وصیت باید دو تن از عادلان خودتان [مسلمانان‌]، یا اگر در سفر دچار مصیبت مرگ شدید، دو تن از غیر خودتان [اهل کتاب‌] شاهد و حاضر باشند، و اگر در حق آنان شک دارید، آنان را نگاه دارید تا بعد از نماز به خداوند سوگند یاد کنند که ما آن [شهادت یا سوگند خود] را به هیچ قیمتی نمی‌فروشیم، اگر چه به سود خویشاوندمان باشد، و شهادت الهی را پنهان نمی‌کنیم، که در غیر این صورت از گناهکاران خواهیم بود///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که مرگ یکی از شما فرا رسد، در موقع وصیت باید از میان شما، دو نفر عادل را به شهادت بطلبد؛ یا اگر مسافرت کردید، و مصیبت مرگ شما فرا رسید، (و در آن جا مسلمانی نیافتید،) دو نفر از غیر خودتان را به گواهی بطلبید، و اگر به هنگام ادای شهادت، در صدق آنها شک کردید، آنها را بعد از نماز نگاه می‌دارید تا سوگند یاد کنند که: «ما حاضر نیستیم حق را به چیزی بفروشیم، هر چند در مورد خویشاوندان ما باشد! و شهادت الهی را کتمان نمی‌کنیم، که از گناهکاران خواهیم بود!»///ای آنان که ایمان آوردید گواهی میان شما گاهی که برسد یکی از شما را مرگ به هنگام وصیت دو عدالتمند از شما یا دو تن دیگر از غیر شما اگر سفر کردید در زمین پس رسید شما را پیش آمد مرگ بازدارید آنان را پس از نماز تا سوگند یاد کنند به خدا اگر گمان بد بردید که نفروشیمش به هیچ بهائی اگرچه باشد خویشاوند و پنهان ننمائیم شهادت خدا را همانا مائیم در آن هنگام از گناهکاران‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! گواهی میانتان در وقت وصیت، هنگامی‌که یکی از شما را (نشانه‌های) مرگ در رسد، دو مرد عادل از شماست. یا اگر راهی راهی دشوار شوید و مصیبت مرگ، شما را فرا رسید (و شاهد مسلمانی هم نبود) دو تن از غیر (همکیشان) خود را (به شهادت بطلبید) و اگر (در صداقت آنان) شک کردید، پس از نماز (شان) آن دو را نگهدارید، آن گاه به خدا سوگند یاد کنند که: «ما این (حق) را به هیچ قیمتی نمی‌فروشیم، هرچند (پای) خویشاوند نزدیکترمان (در کار) باشد و شهادت الهی را کتمان نمی‌کنیم و بی‌گمان (اگر حق را کتمان کنیم) در این صورت از گناهکاران خواهیم بود.» quran_en_fa But if it gets known that these two were guilty of the sin (of perjury), let two others stand forth in their places,- nearest in kin from among those who claim a lawful right: let them swear by Allah: "We affirm that our witness is truer than that of those two, and that we have not trespassed (beyond the truth): if we did, behold! the wrong be upon us!" پس اگر اطلاعی حاصل شود که آن دو شاهد [با شهادت ناحق خود] مرتکب گناه شده‌اند، دو شاهد دیگر از کسانی که به میت نزدیک‌تر [و از کم و بیش وصیت آگاه‌تر] ند به جای آن دو شاهد [خائن] می‌ایستند، و به خدا سوگند می‌خورند که شهادتمان از شهادت آن دو نفر درست‌تر و به حق نزدیک‌تر است، و [در شهادتی که بر خلاف شهادت آنان می‌دهیم] بنای تجاوز از حق را نداریم، [که اگر داشته باشیم] قطعا از ستمکاران خواهیم بود.///پس اگر اطلاعی حاصل شود که آن دو شاهد [با شهادت ناحق خود] مرتکب گناه شده‌اند، دو شاهد دیگر از کسانی که به میت نزدیک‌تر [و از کم و بیش وصیت آگاه‌تر] ند به جای آن دو شاهد [خائن] می‌ایستند، و به خدا سوگند می‌خورند که شهادتمان از شهادت آن دو نفر درست‌تر و به حق نزدیک‌تر است، و [در شهادتی که بر خلاف شهادت آنان می‌دهیم] بنای تجاوز از حق را نداریم، [که اگر داشته باشیم] قطعا از ستمکاران خواهیم بود.///و هرگاه معلوم شود که آن دو شاهد مرتکب گناه خیانت شده‌اند، دو شاهد دیگر که اولى‌تر از آن دو باشند جاى ایشان را بگیرند. آن دو به خدا قسم خورند که شهادت ما از شهادت آن دو درست‌تر است و ما از حق تجاوز نکنیم، هرگاه چنین کنیم از ستمکاران باشیم.///و اگر معلوم شد که آنان دستخوش خیانت شده‌اند، دو تن دیگر از کسانى که بر آنها ستم رفته است و از نزدیکان [متوفى‌] هستند به جاى آنان قیام کنند و به خداوند سوگند بخورند که شهادت ما قطعا از شهادت آن دو درست‌تر است و ما از حق تجاوز نکرده‌ایم و در غیر این///و اگر معلوم شد که آن دو دستخوش گناه شده‌اند، دو تن دیگر از کسانى که بر آنان ستم رفته است، و هر دو [به میت‌] نزدیکترند، به جاى آن دو [شاهد قبلى‌] قیام کنند؛ پس به خدا سوگند یاد مى‌کنند که: گواهى ما قطعا از گواهى آن دو درست‌تر است، و [از حق‌] تجاوز نکرده‌ایم، چرا که [اگر چنین کنیم‌] از ستمکاران خواهیم بود.///پس اگر معلوم شد که آن دو شاهد گناه کرده‌اند [و سوگندشان ناحق بوده]، دو نفر دیگر برخاسته، به خدا سوگند یاد نمایند که: «قطعا گواهى ما از گواهى آن دو نفر به حق نزدیک‌تر است.» [و بگویند:] «ما [از حد و حق] تجاوز نکرده‌ایم که اگر چنین کنیم، قطعا از ستمکارانیم.»///پس اگر بر احوال آن دو شاهد اطلاعی حاصل شد که مرتکب گناهی شده‌اند (و در شهادت خیانت کرده‌اند) دو شاهد دیگر که احق (به ارث یا شهادت) باشند به جای آنها قیام کنند و به خدا سوگند یاد کنند که شهادت ما راست‌تر از شهادت آن دو شاهد پیشین است و ما (از حق اصلا) تجاوز نکردیم، که در آن صورت از ستمکاران باشیم.///و اگر معلوم شود که آنان مرتکب گناه [خیانت‌] شده‌اند، آنگاه دو تن از کسانی که بر آنان جفا رفته است و از نزدیکان [متوفی‌] هستند به جای آنان قیام کنند، و به خداوند سوگند بخورند که شهادت ما از شهادت آن دو درست‌تر است و ما از حق تجاوز نمی‌کنیم و در غیر این صورت از ستمکاران خواهیم بود///و اگر اطلاعی حاصل شود که آن دو، مرتکب گناهی شده‌اند (و حق را کتمان کرده‌اند)، دو نفر از کسانی که نسبت به میت، اولی هستند، به جای آنها قرار می‌گیرند، و به خدا سوگند یاد می‌کنند که: «گواهی ما، از گواهی آن دو، به حق نزدیکتر است! و ما تجاوزی نکرده‌ایم؛ که اگر چنین کرده باشیم، از ظالمان خواهیم بود!»///و اگر اطلاع حاصل شد که آنان مستوجب گناهی شدند پس دو دیگر جانشین آنان شوند از آنان که مستوجب شدند بر ایشان آن دو نخستین (یا آن دو سزاوارتران) پس سوگند یاد کنند به خدا که گواهی ما درست‌تر است از گواهی آنان و تجاوز ننمودیم که مائیم در آن هنگام از ستمکاران‌///و اگر دریافته شد که آن دو دستخوش گناهی پیگیر شدند، پس دو تن دیگر که بر آنان ستم رفته است و هر دو (به میت) سزاوارترند به جای آن دو (شاهد پیشین) قیام کنند. پس به خدا سوگند یاد می‌کنند که: «گواهی ما همواره از گواهی آن دو شایسته‌تر است و (از حق) تجاوز نکرده‌ایم، اگر چنان کنیم از ستمکاران خواهیم بود.» quran_en_fa That is most suitable: that they may give the evidence in its true nature and shape, or else they would fear that other oaths would be taken after their oaths. But fear Allah, and listen (to His counsel): for Allah guideth not a rebellious people: این [حکم به ترتیبی که خدا برای شما مقرر کرده] برای اینکه شاهدان شهادت را به صورتی درست و صحیح ادا کنند یا بترسند، [از اینکه مشتشان باز شود و سوگندشان مورد توجه قرار نگیرد] و حق سوگندشان به دیگران برگردانده شود، به حقیقت نزدیک‌تر است. و از خدا پروا کنید و [فرمان هایش را] بشنوید؛ و خدا گروه فاسقان را هدایت نمی‌کند.///این [حکم به ترتیبی که خدا برای شما مقرر کرده] برای اینکه شاهدان شهادت را به صورتی درست و صحیح ادا کنند یا بترسند، [از اینکه مشتشان باز شود و سوگندشان مورد توجه قرار نگیرد] و حق سوگندشان به دیگران برگردانده شود، به حقیقت نزدیک‌تر است. و از خدا پروا کنید و [فرمان هایش را] بشنوید؛ و خدا گروه فاسقان را هدایت نمی‌کند.///این شیوه نزدیک‌تر به آن است که هم شهادت را بر وجه خود ادا کنند یا پس از سوگند خوردن از رد سوگندهایشان بترسند. از خدا بترسید. و گوش فرا دارید. خدا مردم نافرمان را هدایت نمى‌کند.///این روش براى آن که شهادت به صورت درست ادا شود، یا شاهدان بترسند که مبادا سوگندى بعد از سوگند آنها به میان آید، به صواب نزدیک‌تر است. و از خدا بترسید و [این پندها را] بشنوید و [بدانید که‌] خداوند گروه فاسقان را هدایت نمى‌کند///این [روش‌] براى اینکه شهادت را به صورت درست ادا کنند، یا بترسند که بعد از سوگندخوردنشان، سوگندهایى [به وارثان میت‌] برگردانده شود، [به صواب‌] نزدیکتر است. و از خدا پروا دارید، و [این پندها را] بشنوید، و خدا گروه فاسقان را هدایت نمى‌کند.///این [روش به درستی] نزدیک‌تر است. براى این که شهادت را به نحو درست ادا کنند و یا بترسند که بعد از سوگند خوردنشان، سوگندهایى برگردانده شود [و جاى سوگند آنان را بگیرد]. و از خداوند پروا کنید و [فرمان‌هاى او را] گوش کنید. و خداوند، گروه فاسق را هدایت نمى‌کند.///این گونه که بیان شد نزدیکتر به آن است که شهادت را بر وجه خود ادا کنند، یا از اینکه باز قسم را (اوصیاء بر ورثه) رد کنند بیمناک باشند. و از خدا بترسید و (سخن حق را) بشنوید، و خدا مردم بدکار را هدایت نخواهد کرد.///این نزدیکتر است به آنکه شهادت چنانکه باید و شاید ادا شود، یا شاهدان بترسند که مبادا سوگندی بعد از سوگند آنان [و بر خلاف آنان‌] به میان آید، و از خداوند پروا کنید و گوش شنوا داشته باشید و [بدانید که‌] خداوند نافرمانان را هدایت نمی‌کند///این کار، نزدیکتر است به اینکه گواهی بحق دهند، (و از خدا بترسند،) و یا (از مردم) بترسند که (دروغشان فاش گردد، و) سوگندهایی جای سوگندهای آنها را بگیرد. از (مخالفت) خدا بپرهیزید، و گوش فرا دهید! و خداوند، جمعیت فاسقان را هدایت نمی‌کند.///این است نزدیکتر که بیارند گواهی را بر گونه آن یا بترسند که رد شود سوگندهائی پس از سوگندهای ایشان و بترسید خدا را و بشنوید و خدا هدایت نکند گروه نافرمانان را///این (روش) -برای اینکه شهادت را به صورت درستش ادا کنند یا بترسند که بعد از سوگند خوردنشان، سوگندهایی (به وارثان میت) برگردانده شود- (به صواب) نزدیکتر است. و از خدا پروا بدارید و (این پندها را) بشنوید. و خدا گروه فاسقان را هدایت نمی‌کند. quran_en_fa One day will Allah gather the messengers together, and ask: "What was the response ye received (from men to your teaching)?" They will say: "We have no knowledge: it is Thou Who knowest in full all that is hidden." [از] روزی [پروا کنید] که خدا پیامبران را جمع می‌کند، و [به آنان] می‌فرماید: [در برابر دعوتتان به اجرای دستورهای خدا] چه پاسخی به شما داده شد؟ گویند: ما را [در برابر دانش تو] هیچ دانشی نیست؛ یقینا تویی که به نهان‌ها بسیار دانایی.///[از] روزی [پروا کنید] که خدا پیامبران را جمع می‌کند، و [به آنان] می‌فرماید: [در برابر دعوتتان به اجرای دستورهای خدا] چه پاسخی به شما داده شد؟ گویند: ما را [در برابر دانش تو] هیچ دانشی نیست؛ یقینا تویی که به نهان‌ها بسیار دانایی.///روزى که خدا پیامبران را گرد آورد و بپرسد که دعوت شما را چگونه پاسخ دادند؟ گویند: ما را هیچ دانشى نیست، که دانا به غیب تو هستى.///روزى که خدا همه پیامبران را جمع کند و گوید: [از ناحیه امت‌ها] چه پاسخى به شما داده شد؟ گویند: ما را هیچ علمى نیست، همانا تو خودت از رازهاى نهان آگاهى/// [یاد کن‌] روزى را که خدا پیامبران را گرد مى‌آورد؛ پس مى‌فرماید: «چه پاسخى به شما داده شد؟» مى‌گویند: «ما را هیچ دانشى نیست. تویى که داناى رازهاى نهانى.»///روزى که خداوند، پیامبران را گرد آورد. پس بگوید: «به دعوت شما چه پاسخى داده شد؟» گویند: «ما علمى [به حقیقت امر] نداریم، همانا داناى غیب‌ها تویى تو.»///روزی که خدا همه پیغمبران را جمع گرداند و آن گاه گوید: چگونه امت از دعوت شما اجابت کردند؟ گویند: ما نمی‌دانیم، تویی که به باطن همه کاملا دانایی.///روزی [فرارسد] که خداوند پیامبران را گرد آورد و بپرسد که [امتتان‌] چه پاسخی به شما دادند؟ گویند ما علمی [به حقیقت امر] نداریم، تویی که دانای رازهای نهانی‌///(از) روزی (بترسید) که خداوند، پیامبران را جمع می‌کند، و به آنها می‌گوید: «(در برابر دعوت شما،) چه پاسخی به شما داده شد؟»، می‌گویند: «ما چیزی نمی‌دانیم؛ تو خود، از همه اسرار نهان آگاهی.»///روزی که گردآرد خدا پیامبران را پس گوید چه چیز پاسخ داده شدید گویند نیست علمی ما را همانا توئی تو داننده نهانها///روزی که خدا پیامبران را گرد آورد، پس فرماید: «چه پاسخی به شما داده‌شد؟» گویند: «ما هیچ نمی‌دانیم، همواره این تویی تو بسیار دانای رازهای نهان.» quran_en_fa Then will Allah say: "O Jesus the son of Mary! Recount My favour to thee and to thy mother. Behold! I strengthened thee with the holy spirit, so that thou didst speak to the people in childhood and in maturity. Behold! I taught thee the Book and Wisdom, the Law and the Gospel and behold! thou makest out of clay, as it were, the figure of a bird, by My leave, and thou breathest into it and it becometh a bird by My leave, and thou healest those born blind, and the lepers, by My leave. And behold! thou bringest forth the dead by My leave. And behold! I did restrain the Children of Israel from (violence to) thee when thou didst show them the clear Signs, and the unbelievers among them said: 'This is nothing but evident magic.' [یاد کنید] هنگامی که خدا فرمود: ای عیسی بن مریم! نعمتم را بر خود و بر مادرت یاد کن، آن گاه که تو را به وسیله روح القدس توانایی بخشیدم، که با مردم در گهواره [به اعجاز] و در میان سالی [به وحی] سخن گفتی، و آن گاه که تو را کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم، و هنگامی که به اذن من از گل، مجسمه‌ای به شکل پرنده می‌ساختی، پس در آن می‌دمیدی و به فرمان من پرنده‌ای زنده می‌شد، و کور مادر زاد و شخص پیس را به اذن من شفا می‌دادی، و زمانی که مردگان را به اجازه من [زنده از گور] بیرون می‌آوردی، و آن گاه که [شر و آسیب] بنی اسرائیل را هنگامی که برای آنان دلایل روشن آوردی از تو بازداشتم، پس کسانی که از آنان کافر شدند، گفتند: این [دلایل و معجزات] جز افسونی آشکار نیست.///[یاد کنید] هنگامی که خدا فرمود: ای عیسی بن مریم! نعمتم را بر خود و بر مادرت یاد کن، آن گاه که تو را به وسیله روح القدس توانایی بخشیدم، که با مردم در گهواره [به اعجاز] و در میان سالی [به وحی] سخن گفتی، و آن گاه که تو را کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم، و هنگامی که به اذن من از گل، مجسمه‌ای به شکل پرنده می‌ساختی، پس در آن می‌دمیدی و به فرمان من پرنده‌ای زنده می‌شد، و کور مادر زاد و شخص پیس را به اذن من شفا می‌دادی، و زمانی که مردگان را به اجازه من [زنده از گور] بیرون می‌آوردی، و آن گاه که [شر و آسیب] بنی اسرائیل را هنگامی که برای آنان دلایل روشن آوردی از تو بازداشتم، پس کسانی که از آنان کافر شدند، گفتند: این [دلایل و معجزات] جز افسونی آشکار نیست.///خدا به عیسى بن مریم گفت: نعمتى را که به تو و مادرت ارزانى داشته‌ام یاد کن، آن زمان که به روح‌القدس یاریت کردم تا تو چه در گهواره و چه در بزرگسالى سخن گویى، و به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم. و آنگاه که به امر من از گل چیزى چون پرنده ساختى و در آن دمیدى و به امر من پرنده‌اى شد و کور مادرزاد و پیسى‌گرفته را به فرمان من شفا دادى و مردگان را به فرمان من زنده بیرون آوردى و چون با این دلایل روشن نزد بنى اسرائیل آمدى، من آنان را از آسیب رساندن به تو بازداشتم و از میانشان کسانى که کافر بودند گفتند که این جز جادویى آشکار نیست.///[یاد کن‌] آن‌گاه که خداوند گفت: اى عیسى بن مریم! موهبت مرا بر خودت و بر مادرت به یاد آور، آن‌گاه که تو را به روح القدس یارى دادم که در گهواره [به اعجاز] و در میانسالى [به وحى‌] با مردم سخن مى‌گفتى، و آن‌گاه که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل را آم/// [یاد کن‌] هنگامى را که خدا فرمود: «اى عیسى پسر مریم، نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور، آنگاه که تو را به روح‌القدس تأیید کردم که در گهواره [به اعجاز] و در میانسالى [به وحى‌] با مردم سخن گفتى؛ و آنگاه که تو را کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم؛ و آنگاه که به اذن من، از گل، [چیزى‌] به شکل پرنده مى‌ساختى، پس در آن مى‌دمیدى، و به اذن من پرنده‌اى مى‌شد، و کور مادرزاد و پیس را به اذن من شفا مى‌دادى؛ و آنگاه که مردگان را به اذن من [زنده از قبر] بیرون مى‌آوردى؛ و آنگاه که [آسیب‌] بنى‌اسرائیل را -هنگامى که براى آنان حجتهاى آشکار آورده بودى- از تو باز داشتم. پس کسانى از آنان که کافر شده بودند گفتند: این‌ [ها چیزى‌] جز افسونى آشکار نیست.///[به یاد آور] زمانى که خداوند فرمود: اى عیسى پسر مریم! نعمتم را بر تو و بر مادرت یاد کن. آن­گاه که تو را با روح‌القدس [جبرئیل] تأیید کردم. در گهواره [به اعجاز] و در بزرگسالى [به وحى] با مردم سخن گفتى و آن‌گاه که کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به تو آموختم و به اذن من از گل [چیزى] به صورت پرنده ساختى و در آن دمیدى، پس با اذن من پرنده‌اى شد و با اذن من کور مادرزاد و پیسى گرفته را شفا مى‌دادى و آن­گاه که به اذن من، مردگان را [زنده] از گور بیرون مى‌آوردى و [به یاد آور] زمانى که [دست ظلم] بنى‌اسرائیل را از تو کوتاه کردم، آن‌گاه که تو دلایل روشن برایشان آوردى، پس کافران از ایشان [درباره‌ى معجزات تو] گفتند: «این، چیزى جز سحر آشکار نیست.»///(ای پیغمبر، مردم را متذکر گردان) آن گاه که خدا گفت: ای عیسی مریم: به خاطر آر نعمتی را که به تو و مادرت عطا کردم آن گاه که تو را به تأیید روح قدسی توانا ساختم که در گهواره و بزرگسالی با مردم سخن می‌گفتی، و آن گاه که تو را تعلیم کتاب و حکمت کردم و به تو علم تورات و انجیل آموختم، و هنگامی که از گل، شکل مرغی به امر من ساخته و در آن می‌دمیدی تا به امر من مرغی می‌گردید، و کور مادرزاد و پیس را به امر من شفا می‌دادی، و آن گاه که مردگان را به امر من (از قبر) بیرون می‌آوردی، و آن گاه که (دست ستم) بنی اسرائیل را از سر تو کوتاه کردم وقتی که تو با معجزات روشن بر (هدایت) آنها آمدی و کافران بنی اسرائیل گفتند که اینها جز سحری آشکار نیست.///چنین بود که خداوند گفت ای عیسی بن مریم نعمتم را بر خود و بر مادرت به یادآور که تو را به روح‌القدس یاری دادم که در گهواره [به اعجاز] و در میانسالی [به وحی‌] با مردم سخن گفتی، و یاد کن که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم، و یاد کن که به اذن من از گل چیزی به هیئت پرنده می‌ساختی و در آن می‌دمیدی و آن به اذن من پرنده [ای جاندار] می‌شد و به اذن من نابینای مادرزاد و پیس را بهبود می‌بخشیدی و یاد کن که مردگان را به اذن من زنده [از گور] بیرون می‌آوردی، و یاد کن که چون برای بنی‌اسرائیل معجزاتی آوردی [آسیب و آزار] آنان را از تو بازداشتم، آنگاه کفرپیشگان ایشان می‌گفتند این جز جادوی آشکار نیست‌///(به خاطر بیاور) هنگامی را که خداوند به عیسی بن مریم گفت: «یاد کن نعمتی را که به تو و مادرت بخشیدم! زمانی که تو را با» روح القدس «تقویت کردم؛ که در گاهواره و به هنگام بزرگی، با مردم سخن می‌گفتی؛ و هنگامی که کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به تو آموختم؛ و هنگامی که به فرمان من، از گل چیزی بصورت پرنده می‌ساختی، و در آن می‌دمیدی، و به فرمان من، پرنده‌ای می‌شد؛ و کور مادرزاد، و مبتلا به بیماری پیسی را به فرمان من، شفا می‌دادی؛ و مردگان را (نیز) به فرمان من زنده می‌کردی؛ و هنگامی که بنی اسرائیل را از آسیب رساندن به تو، بازداشتم؛ در آن موقع که دلایل روشن برای آنها آوردی، ولی جمعی از کافران آنها گفتند: اینها جز سحر آشکار نیست!»///هنگامی که گفت خدا ای عیسی ابن مریم به یاد آر نعمت مرا بر تو و بر مادر تو گاهی که تأییدت نمودم به روح‌القدس سخن گوئی با مردم در گهواره و هنگام سال خوردگی و گاهی که آموختمت کتاب و حکمت و تورات و انجیل را و هنگامی که می‌آفریدی از گل مانند پیکر پرنده به اذن من پس می‌دمیدی در آن پس می‌شد مرغی به اذن من و بهبودی می‌دادی کور و پیس را به اذن من و هنگامی که برون می‌آوردی مردگان را به اذن من و آن هنگامی که بازداشتم بنی اسرائیل را از تو گاهی که بیامدی ایشان را با نشانیها پس گفتند آنان که کفر ورزیدند از ایشان نیست این جز جادوئی آشکار///چون خدا فرمود: «ای عیسی پسر مریم! نعمتم را بر خود و بر مادرت به یاد آور: چون تو را با روح‌القدس تأیید کردم که در گهواره و (اینک) در میان‌سالی با مردم سخن (وحیانی) می‌گویی؛ و چون تو را کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم؛ و چون به اذن من از گل، (چیزی) شکل پرنده می‌ساختی، پس در آن می‌دمیدی و به اذن من پرنده‌ای می‌شد؛ و کور مادرزاد و پیس را به اذن من شفا می‌دادی؛ و آن‌گاه که مردگان را به اذن من (زنده از قبر) برون می‌آوردی؛ و چون (آسیب) بنی‌اسرائیل را- هنگامی که برای آنان حجت‌های آشکار آورده بودی - از تو بازداشتم، پس کسانی از آنان که کافر شده بودند گفتند این (ها چیزی) جز افسونی آشکارگر نیست.» quran_en_fa "And behold! I inspired the disciples to have faith in Me and Mine Messenger: they said, 'We have faith, and do thou bear witness that we bow to Allah as Muslims'". و [یاد کنید] هنگامی که به حواریون وحی کردم که به من و فرستاده من ایمان آورید. گفتند: ایمان آوردیم و شاهد باش که ما [در برابر خدا، فرمان‌ها و احکام او] تسلیم هستیم.///و [یاد کنید] هنگامی که به حواریون وحی کردم که به من و فرستاده من ایمان آورید. گفتند: ایمان آوردیم و شاهد باش که ما [در برابر خدا، فرمان‌ها و احکام او] تسلیم هستیم.///و به حواریان وحى کردم: به من و به پیامبر من ایمان بیاورید. گفتند: ایمان آوردیم، گواه باش که ما تسلیم هستیم.///و چون به حواریون الهام کردم که به من و پیامبرم ایمان آورید. گفتند: ایمان آوردیم و گواه باش که ما فرمانبرداریم///و [یاد کن‌] هنگامى را که به حواریون وحى کردم که به من و فرستاده‌ام ایمان آورید. گفتند: «ایمان آوردیم، و گواه باش که ما مسلمانیم.»///و زمانى که به حواریون وحى فرستادم که ایمان آورید. گفتند: «ایمان آورده‌ایم و شاهد باش که ما مسلمان و تسلیم هستیم.»///و (یاد کن) هنگامی که به حواریین وحی کردیم که به من و به رسول من ایمان آورید، گفتند: ایمان آوردیم، (خدایا) گواه باش که ما تسلیم امر توایم.///و چنین بود که به حواریون الهام کردم که به من و پیامبرم ایمان آورید، گفتند ایمان آوردیم و گواه باش که ما فرمانبرداریم‌///و (به یاد آور) زمانی را که به حواریون وحی فرستادم که: «به من و فرستاده من، ایمان بیاورید!» آنها گفتند: «ایمان آوردیم، و گواه باش که ما مسلمانیم!»///و هنگامی که وحی فرستادم بسوی حواریون که ایمان آرید به من و به فرستاده من گفتند ایمان آوردیم و گواه باش که مائیم مسلمانان‌///«و چون فراسوی حواریون وحی (غیررسالتی) کردم که به من و فرستاده‌ام ایمان آورید، گفتند: ایمان آوردیم، گواه باش به اینکه ما به‌راستی تسلیم شدگانیم.» quran_en_fa Behold! the disciples, said: "O Jesus the son of Mary! can thy Lord send down to us a table set (with viands) from heaven?" Said Jesus: "Fear Allah, if ye have faith." [و یاد کنید] زمانی که حواریون گفتند: ای عیسی بن مریم! آیا پروردگارت می‌تواند برای ما سفره‌ای که غذا در آن باشد از آسمان نازل کند؟! گفت: اگر ایمان دارید، از خدا پروا کنید.///[و یاد کنید] زمانی که حواریون گفتند: ای عیسی بن مریم! آیا پروردگارت می‌تواند برای ما سفره‌ای که غذا در آن باشد از آسمان نازل کند؟! گفت: اگر ایمان دارید، از خدا پروا کنید.///و حواریان پرسیدند: اى عیسى بن مریم، آیا پروردگار تو مى‌تواند که براى ما از آسمان مائده‌اى فرستد؟ گفت: اگر ایمان آورده‌اید، از خدا بترسید.///[و] آن وقت که حواریون گفتند: اى عیسى بن مریم! آیا پروردگارت مى‌تواند براى ما مائده‌اى از آسمان نازل کند؟ گفت: از خداوند پروا کنید اگر مؤمنید///و [یاد کن‌] هنگامى را که حواریون گفتند: «اى عیسى پسر مریم، آیا پروردگارت مى‌تواند از آسمان، خوانى براى ما فرود آورد؟» [عیسى‌] گفت: «اگر ایمان دارید از خدا پروا دارید.»///زمانى که حواریون گفتند: «اى عیسى بن مریم! آیا پروردگارت مى‌تواند از آسمان، خوانى [از غذا] براى ما فرود آورد؟» عیسى گفت: «اگر مؤمنید، از خدا پروا کنید!»///(یاد آر) هنگامی که حواریین گفتند: ای عیسی مریم، آیا خدای تو تواند که برای ما از آسمان مائده‌ای فرستد؟ عیسی در جواب گفت: اگر ایمان آورده‌اید از خدا بترسید (و شک در قدرت خدا نکنید).///و چنین بود که حواریون گفتند ای عیسی بن مریم آیا پروردگارت می‌تواند برای ما مائده‌ای از آسمان نازل کند؟ گفت اگر مؤمنید از خداوند پروا کنید///در آن هنگام که حواریون گفتند: «ای عیسی بن مریم! آیا پروردگارت می‌تواند مائده‌ای از آسمان بر ما نازل کند؟» او (در پاسخ) گفت: «از خدا بپرهیزید اگر با ایمان هستید!»///هنگامی که گفتند حواریون ای عیسی ابن مریم آیا تواند پروردگار تو بفرستد بر ما سفره خوراکی از آسمان گفت بترسید خدا را اگر هستید مؤمنان‌///چون حواریون گفتند: «ای عیسی پسر مریم! آیا پروردگارت می‌تواند از آسمان، خوانی بر ما فرود آورد؟» (عیسی) گفت: «اگر مؤمن بوده‌اید از خدا پروا بدارید.» quran_en_fa They said: "We only wish to eat thereof and satisfy our hearts, and to know that thou hast indeed told us the truth; and that we ourselves may be witnesses to the miracle." گفتند: می‌خواهیم از آن بخوریم و دل‌های ما آرامش یابد، و بدانیم که تو [در ادعای نبوتت] به ما راست گفته‌ای، و ما بر آن از گواهان باشیم.///گفتند: می‌خواهیم از آن بخوریم و دل‌های ما آرامش یابد، و بدانیم که تو [در ادعای نبوتت] به ما راست گفته‌ای، و ما بر آن از گواهان باشیم.///گفتند: مى‌خواهیم که از آن مائده بخوریم تا دلهایمان آرام گیرد و بدانیم که تو به ما راست گفته‌اى و بر آن شهادت دهیم.///گفتند: مى‌خواهیم از آن بخوریم و دل‌هایمان مطمئن شود و بدانیم که به ما قطعا راست گفته‌اى و خود از شاهدان آن باشیم///گفتند: «مى‌خواهیم از آن بخوریم، و دلهاى ما آرامش یابد، و بدانیم که به ما راست گفته‌اى، و بر آن از گواهان باشیم.»///گفتند: «[ما بهانه‌جو نیستیم؛ بلکه] مى‌خواهیم از آن بخوریم و دل‌هایمان اطمینان یابد و بدانیم که به ما راست گفته‌اى. و بر آن مائده‌ى آسمانى از گواهان باشیم.»///گفتند: می‌خواهیم هم از آن مائده آسمانی تناول کنیم و هم دلهای ما مطمئن شود و هم به راستی عهدهای تو پی بریم و بر آن (به مشاهده) از گواهان باشیم.///گفتند می‌خواهیم از آن بخوریم و دلهایمان آرام گیرد و بدانیم که به ما راست گفته‌ای و خود از گواهان آن باشیم‌///گفتند: «(ما نظر بدی نداریم،) می‌خواهیم از آن بخوریم، و دلهای ما (به رسالت تو) مطمئن گردد؛ و بدانیم به ما راست گفته‌ای؛ و بر آن، گواه باشیم.»///گفتند خواهیم از آن خوریم و مطمئن گردد دلهای ما و بدانیم که راست گفته‌ای با ما و باشیم بر آن از گواهان‌///گفتند: «می‌خواهیم از آن بخوریم و دل‌هایمان (بدان) آرامش یابد و بدانیم که به ما راست گفته‌ای و بر آن از گواهان باشیم.» quran_en_fa Said Jesus the son of Mary: "O Allah our Lord! Send us from heaven a table set (with viands), that there may be for us - for the first and the last of us - a solemn festival and a sign from thee; and provide for our sustenance, for thou art the best Sustainer (of our needs)." عیسی بن مریم گفت: خدایا! ای پروردگار ما! برای ما از آسمان سفره‌ای پر از غذا نازل کن تا عیدی باشد برای اهل زمان ما و نسل آینده ما، و نشانه‌ای از سوی تو؛ و ما را روزی بخش که تو بهترین روزی دهندگانی.///عیسی بن مریم گفت: خدایا! ای پروردگار ما! برای ما از آسمان سفره‌ای پر از غذا نازل کن تا عیدی باشد برای اهل زمان ما و نسل آینده ما، و نشانه‌ای از سوی تو؛ و ما را روزی بخش که تو بهترین روزی دهندگانی.///عیسى بن مریم گفت: بار خدایا، اى پروردگار ما، براى ما مائده‌اى از آسمان بفرست، تا ما را و آنان را که بعد از ما مى‌آیند عیدى و نشانى از تو باشد، و ما را روزى ده که تو بهترین روزى‌دهندگان هستى.///عیسى بن مریم گفت: خداوندا! پروردگار! براى ما از آسمان مائده‌اى بفرست که هم عیدى براى اولین و آخرین ما و هم حجت و نشانه‌اى از تو باشد، و به ما روزى بخش که تو بهترین روزى دهندگانى///عیسى پسر مریم گفت: «بار الها، پروردگارا، از آسمان، خوانى بر ما فرو فرست تا عیدى براى اول و آخر ما باشد و نشانه‌اى از جانب تو. و ما را روزى ده که تو بهترین روزى‌دهندگانى.»///عیسى بن مریم گفت: «خداوندا! پروردگارا! مائده‌اى از آسمان بر ما فروفرست که براى نسل کنونى و آیندگان ما عید و نشانه‌اى از تو باشد و ما را روزى ده، که تو بهترین روزى‌دهندگانى.»///عیسی مریم گفت: بارالها، ای پروردگار ما، تو بر ما از آسمان مائده‌ای فرست تا (این روز) برای ما و کسانی که پس از ما آیند روز عید مبارکی گردد و آیت و حجتی از جانب تو برای ما باشد، و ما را روزی ده، که تو بهترین روزی دهندگانی.///عیسی بن مریم گفت بار پروردگارا برای ما مائده‌ای از آسمان نازل فرما که عیدی برای امروزیان و آیندگانمان و معجزه‌ای از تو باشد، و به ما روزی ببخش که تو بهترین روزی‌دهندگانی‌///عیسی بن مریم عرض کرد: «خداوندا! پروردگارا! از آسمان مائده‌ای بر ما بفرست! تا برای اول و آخر ما، عیدی باشد، و نشانه‌ای از تو؛ و به ما روزی ده! تو بهترین روزی دهندگانی!»///گفت عیسی بن مریم بار خدایا پروردگارا بفرست بر ما خوان خوراکی از آسمان که عیدی باشد برای آغاز ما و انجام ما و آیتی از تو و روزی ده به ما و توئی بهترین روزی‌دهندگان‌///عیسی پسر مریم گفت: «بار خدایا! پروردگارمان! از آسمان، خوانی برایمان فرو فرست تا عیدی برای اول و آخرمان باشد و (نیز) نشانه‌ای از جانب تو (برای حواریان) و ما را روزی ده، حال آنکه تو بهترین روزی‌دهندگانی.» quran_en_fa Allah said: "I will send it down unto you: But if any of you after that resisteth faith, I will punish him with a penalty such as I have not inflicted on any one among all the peoples." خدا فرمود: من مسلما آن را بر شما نازل می‌کنم، پس اگر کسی از شما بعد از آن کافر شود [و به انکار نبوت عیسی و معجزه‌اش برخیزد] بی تردید او را عذابی خواهم کرد که هیچ یک از جهانیان را آن گونه عذاب نکنم.///خدا فرمود: من مسلما آن را بر شما نازل می‌کنم، پس اگر کسی از شما بعد از آن کافر شود [و به انکار نبوت عیسی و معجزه‌اش برخیزد] بی تردید او را عذابی خواهم کرد که هیچ یک از جهانیان را آن گونه عذاب نکنم.///خدا گفت: من آن مائده را براى شما مى‌فرستم؛ ولى هر که از شما از آن پس کافر شود چنان عذابش مى‌کنم که هیچ یک از مردم جهان را آن چنان عذاب نکرده باشم.///خداوند گفت: من آن را بر شما خواهم فرستاد، ولى هر کس از شما پس از آن کافر شود او را چنان عذابى کنم که هیچ یک از جهانیان را عذاب نکرده باشم///خدا فرمود: «من آن را بر شما فرو خواهم فرستاد، و [لى‌] هر کس از شما پس از آن انکار ورزد، وى را [چنان‌] عذابى کنم که هیچ یک از جهانیان را [آن چنان‌] عذاب نکرده باشم.»///خداوند فرمود: «من آن [مائده] را بر شما نازل مى‌کنم، اما هر کدام از شما بعد از آن کفر ورزد، او را چنان عذاب خواهم کرد که هیچ یک از جهانیان را آن­گونه عذاب نکنم.»///خدا گفت: من آن مائده را برای شما می‌فرستم، ولی هر که بعد از نزول مائده کافر شود وی را عذابی کنم که هیچ یک از جهانیان را چنان عذاب نکنم.///خداوند گفت من فرو فرستنده آن بر شما هستم، ولی پس از آن اگر کسی از شما انکارورزد او را به چنان عذابی دچار می‌سازم که هیچ‌یک از جهانیان را نکرده باشم‌///خداوند (دعای او را مستجاب کرد؛ و) فرمود: «من آن را بر شما نازل می‌کنم؛ ولی هر کس از شما بعد از آن کافر گردد (و راه انکار پوید)، او را مجازاتی می‌کنم که احدی از جهانیان را چنان مجازات نکرده باشم!»///گفت خدا هرآینه فرستنده‌ام آن را بر شما تا هر کس کفر ورزد پس از آن از شما عذابش کنم بدانسان که عذاب نکنم بدان هیچکس را از جهانیان‌///خدا فرمود: «من آن را بر شما فرو فرستنده‌ام، پس هرکس از شما بعد (از آن) انکار ورزد، بی‌گمان وی را (چنان) عذابی کنم که هیچ‌یک از جهانیان را (آن چنان) عذاب نکنم.» quran_en_fa And behold! Allah will say: "O Jesus the son of Mary! Didst thou say unto men, worship me and my mother as gods in derogation of Allah'?" He will say: "Glory to Thee! never could I say what I had no right (to say). Had I said such a thing, thou wouldst indeed have known it. Thou knowest what is in my heart, Thou I know not what is in Thine. For Thou knowest in full all that is hidden. و [عرصه هول انگیز قیامت را یاد کنید] هنگامی که خدا به عیسی بن مریم می‌فرماید: آیا تو به مردم گفتی که مرا و مادرم را به عنوان دو معبود به جای خدا انتخاب کنید؟! می‌گوید: منزه و پاکی، مرا چنین قدرتی نمی‌باشد که آنچه را حق من نیست بگویم، اگر آن را گفته باشم یقینا تو آن را می‌دانی، تو از آنچه در جان و روح من است آگاهی، و من از آنچه در ذات توست نمی‌دانم؛ زیرا تو بر نهان‌ها بسیار دانایی.///و [عرصه هول انگیز قیامت را یاد کنید] هنگامی که خدا به عیسی بن مریم می‌فرماید: آیا تو به مردم گفتی که مرا و مادرم را به عنوان دو معبود به جای خدا انتخاب کنید؟! می‌گوید: منزه و پاکی، مرا چنین قدرتی نمی‌باشد که آنچه را حق من نیست بگویم، اگر آن را گفته باشم یقینا تو آن را می‌دانی، تو از آنچه در جان و روح من است آگاهی، و من از آنچه در ذات توست نمی‌دانم؛ زیرا تو بر نهان‌ها بسیار دانایی.///و آنگاه که خدا به عیسى بن مریم گفت: آیا تو به مردم گفتى که مرا و مادرم را سواى الله به خدایى گیرید؟ گفت: به پاکى یاد مى‌کنم تو را. نسزد مرا که چیزى گویم که نه شایسته آن باشم. اگر من چنین گفته بودم تو خود مى‌دانستى زیرا به آنچه در ضمیر من مى‌گذرد دانایى و من از آنچه در ذات تو است بى‌خبرم. زیرا تو داناترین کسان به غیب هستى.///و [یاد کن‌] آن‌گاه که خدا گوید: اى عیسى بن مریم! آیا تو به مردم گفتى من و مادرم را به جاى خدا به عنوان دو معبود بپرستید؟ گوید: منزهى تو، مرا نشاید که آنچه حق من نیست بگویم. اگر من این را گفته بودم بى‌شک مى‌دانستى. تو آنچه در ضمیر من است مى‌دانى، ول///و [یاد کن‌] هنگامى را که خدا فرمود: «اى عیسى پسر مریم، آیا تو به مردم گفتى: من و مادرم را همچون دو خدا به جاى خداوند بپرستید؟» گفت: «منزهى تو، مرا نزیبد که [در باره خویشتن‌] چیزى را که حق من نیست بگویم. اگر آن را گفته بودم قطعا آن را مى‌دانستى. آنچه در نفس من است تو مى‌دانى؛ و آنچه در ذات توست من نمى‌دانم، چرا که تو خود، داناى رازهاى نهانى.///و زمانى که خداوند فرمود: «اى عیسى بن مریم! آیا تو به مردم گفتى: به غیر از خدا، من و مادرم را به عنوان دو معبود بگیرید؟» [عیسى] گفت: «[خدایا!] تو پاک و منزهى! مرا نشاید که حرف ناروایى که سزاوار من نیست بگویم. اگر چنین گفته بودم، تو آن را مى‌دانستى، تو آنچه را در دل و جان من است، مى‌دانى، اما من از آنچه در ذات توست، بى‌خبرم. همانا، داناى تمام غیب‌ها تویى تو.///و (یاد کن) آن گاه که (در قیامت) خدا گوید: ای عیسی مریم، آیا تو مردم را گفتی که من و مادرم را دو خدای دیگر سوای خدای عالم اختیار کنید؟ عیسی گوید: خدایا، تو منزهی، هرگز مرا نرسد که چنین سخنی به ناحق گویم، چنانچه من این گفته بودمی تو می‌دانستی، که تو از سرائر من آگاهی و من از سر تو آگاه نیستم، همانا تویی که به همه اسرار غیب جهانیان کاملا آگاهی.///و چنین بود که خداوند گفت ای عیسی بن مریم آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را همچون دو خدا به جای خداوند بپرستید؟ گفت پاکا که تویی مرا نرسد که چیزی را که حد من و حق من نیست گفته باشم، اگر گفته بودم بی‌شک می‌دانستی که آنچه در ذات من است می‌دانی و من آنچه در ذات توست نمی‌دانم، تویی که دانای رازهای نهانی‌///و آنگاه که خداوند به عیسی بن مریم می‌گوید: «آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را بعنوان دو معبود غیر از خدا انتخاب کنید؟!»، او می‌گوید: «منزهی تو! من حق ندارم آنچه را که شایسته من نیست، بگویم! اگر چنین سخنی را گفته باشم، تو می‌دانی! تو از آنچه در روح و جان من است، آگاهی؛ و من از آنچه در ذات (پاک) توست، آگاه نیستم! بیقین تو از تمام اسرار و پنهانیها باخبری.///و هنگامی که گفت خدا ای عیسی بن مریم آیا تو گفتی به مردم که بگیرید من و مادرم را خدایانی جز خداوند گفت منزهی تو نرسد مرا که گویم آنچه را سزاوار من نیست اگر می‌گفتمش همانا می‌دانستیش می‌دانی آنچه را در نهاد من است و ندانم آنچه را در نهان تو است همانا توئی تو دانای نهانها///و چون خدا فرمود: «ای عیسی پسر مریم! آیا تو به مردم گفتی: «من و مادرم را (همچون) دو خدا به جای خدا (ی یکتا) بپرستید؟»» گفت: «منزهی تو، مرا نسزد که (درباره‌ی خویشتن) چیزی را که حق من نیست بگویم. اگر آن را گفته بودم بی‌گمان همان را می‌دانستی. آنچه در ذات من است تو می‌دانی و آنچه در ذات توست من نمی‌دانم. به‌راستی تو خود بس دانای رازهای نهان هستی.» quran_en_fa "Never said I to them aught except what Thou didst command me to say, to wit, 'worship Allah, my Lord and your Lord'; and I was a witness over them whilst I dwelt amongst them; when Thou didst take me up Thou wast the Watcher over them, and Thou art a witness to all things. من به آنان جز آنچه را که به من دستور دادی نگفتم، [گفتم:] خدایی را بپرستید که پروردگار من و شماست. و تا زمانی که در میان آنان بودم گواهشان بودم، و چون مرا [از میان آنان به سوی خود] برگرفتی، خود مراقب و نگاهبانشان بودی؛ و تو بر همه چیز گواهی.///من به آنان جز آنچه را که به من دستور دادی نگفتم، [گفتم:] خدایی را بپرستید که پروردگار من و شماست. و تا زمانی که در میان آنان بودم گواهشان بودم، و چون مرا [از میان آنان به سوی خود] برگرفتی، خود مراقب و نگاهبانشان بودی؛ و تو بر همه چیز گواهی.///من به آنان جز آنچه تو فرمانم داده بودى نگفتم. گفتم که الله پروردگار مرا و پروردگار خود را بپرستید. و من تا در میانشان بودم نگهبان عقیدتشان بودم و چون مرا میرانیدى تو خود نگهبان عقیدتشان گشتى. و تو بر هر چیزى آگاهى.///من به آنان نگفتم جز آنچه به من امر کردى که: خدا را که پروردگار من و شماست بپرستید، و تا وقتى که در میانشان بودم بر آنان شاهد و ناظر بودم پس چون مرا برگرفتى، تو خود مراقب آنان بودى، و تو بر همه چیز شاهدى///جز آنچه مرا بدان فرمان دادى [چیزى‌] به آنان نگفتم؛ [گفته‌ام‌] که: خدا، پروردگار من و پروردگار خود را عبادت کنید، و تا وقتى در میانشان بودم بر آنان گواه بودم؛ پس چون روح مرا گرفتى، تو خود بر آنان نگهبان بودى، و تو بر هر چیز گواهى.///من، به آنان نگفتم مگر آنچه مرا به آن فرمان دادى، که بپرستید خداوندى را که پروردگار من و پروردگار شماست و تا زمانى که در میان آنان بودم، بر آنان شاهد و ناظر بودم. پس چون مرا بازگرفتى، تو خود بر آنان مراقب بودى. و تو بر هر چیز گواهى.///من به آنها هرگز چیزی نگفتم جز آنچه تو مرا بدان امر کردی، که خدای را پرستید که پروردگار من و شماست، و من بر آن مردم گواه و ناظر اعمال بودم مادامی که در میان آنها بودم، و چون روح مرا گرفتی تو خود نگهبان و ناظر اعمال آنان بودی، و تو بر همه چیز عالم گواهی.///به آنان چیزی جز آنچه به من فرمان داده‌ای نگفته‌ام گفته‌ام که خداوند را که پروردگار من و پروردگار شماست بپرستید، و مادام که در میان آنان بودم بر آنان شاهد و ناظر بودم و چون روح مرا گرفتی تو خود [ناظر و] نگاهبان آنان بودی و تو بر همه چیز شاهدی‌///من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادی، چیزی به آنها نگفتم؛ (به آنها گفتم:) خداوندی را بپرستید که پروردگار من و پروردگار شماست! و تا زمانی که در میان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم؛ ولی هنگامی که مرا از میانشان برگرفتی، تو خود مراقب آنها بودی؛ و تو بر هر چیز، گواهی!///نگفتم بدیشان جز آنچه مرا فرمودی که پرستش کنید خدا را پروردگار من و پروردگار شما و بودم گواه بر ایشان مادامی که بودم در ایشان تا هنگامی که مرا برگرفتی تو مراقب ایشان بودی و توئی بر همه چیز گواه‌///«جز آنچه مرا بدان فرمان دادی (چیزی) به آنان نگفتم که: «خدا پروردگار من و پروردگار خودتان را عبادت کنید.» و تا هنگامی که در میانشان بودم بر آنان گواه بودم. پس چون مرا برگرفتی، تو خود بر آنان دیده‌بان بودی و تو بر هر چیزی گواهی.» quran_en_fa "If Thou dost punish them, they are Thy servant: If Thou dost forgive them, Thou art the Exalted in power, the Wise." اگر آنان را [به سبب شرک ورزیدنشان] عذاب کنی، بندگان تواند، و اگر آنان را بیامرزی، یقینا تویی که توانای شکست ناپذیر و حکیمی.///اگر آنان را [به سبب شرک ورزیدنشان] عذاب کنی، بندگان تواند، و اگر آنان را بیامرزی، یقینا تویی که توانای شکست ناپذیر و حکیمی.///اگر آنان را عذاب کنى، بندگان تو هستند و اگر آنان را بیامرزى، تو پیروزمند و حکیمى.///اگر آنها را عذاب کنى، بندگان تواند و اگر از آنان درگذرى این تویى که شکست‌ناپذیر و حکیمى///اگر عذابشان کنى، آنان بندگان تواند و اگر بر ایشان ببخشایى تو خود، توانا و حکیمى.»///[خدایا!] اگر عذابشان کنى، آنان بندگان تو هستند. و اگر آنان را بیامرزى، همانا تو خود توانمند و حکیمى.»///اگر آنان را عذاب کنی باز (خدایا) همه بندگان تو هستند، و اگر از گناه آنها درگذری باز توانا و درست کرداری.///اگر آنان را عذاب کنی، بندگان تو هستند، و اگر از آنان درگذری تو پیروزمند فرزانه‌ای‌///(با این حال،) اگر آنها را مجازات کنی، بندگان تواند. (و قادر به فرار از مجازات تو نیستند)؛ و اگر آنان را ببخشی، توانا و حکیمی! (نه کیفر تو نشانه بی‌حکمتی است، و نه بخشش تو نشانه ضعف!)»///اگر عذابشان کنی ایشانند بندگان تو و اگر بیامرزیشان همانا توئی عزتمند حکیم‌///«اگر عذابشان کنی، پس آنان بندگان تو هستند و اگر برایشان بپوشانی، پس همواره تو خود توانای حکیم هستی.» quran_en_fa Allah will say: "This is a day on which the truthful will profit from their truth: theirs are gardens, with rivers flowing beneath,- their eternal Home: Allah well-pleased with them, and they with Allah: That is the great salvation, (the fulfilment of all desires). خدا فرمود: این روزی است که راستان را راستی و صدقشان سود دهد. برای آنان بهشت هایی است که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، همیشه در آن جاودانه‌اند، خدا از آنان خشنود و آنان هم از خدا خشنودند؛ این است رستگاری بزرگ.///خدا فرمود: این روزی است که راستان را راستی و صدقشان سود دهد. برای آنان بهشت هایی است که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، همیشه در آن جاودانه‌اند، خدا از آنان خشنود و آنان هم از خدا خشنودند؛ این است رستگاری بزرگ.///خدا گفت: این روزى است که راستگویان را راستى گفتارشان سود دهد. از آن آنهاست بهشتهایى که در آن نهرها جارى است. همواره در آن جاویدان خواهند بود. خدا از آنان خشنود است و آنان نیز از خدا خشنودند. و این کامیابى بزرگى است.///خدا فرمود: امروز روزى است که صدق راستگویان سودشان دهد. براى آنها باغ‌هایى است که از پاى درختانش نهرها جارى است که جاودانه در آنند. هم خدا از آنها خشنود است و هم آنها از خدا خشنودند، و این کامیابى بزرگ است///خدا فرمود: «این، روزى است که راستگویان را راستى‌شان سود بخشد.» براى آنان باغهایى است که از زیر [درختان‌] آن نهرها روان است. همیشه در آن جاودانند. خدا از آنان خشنود است و آنان [نیز] از او خشنودند. این است رستگارى بزرگ.///خداوند فرمود: «این، روزى است که راستگویان را صداقتشان سود دهد. برایشان باغ‌هایى است که زیر [درختان] آن نهرها جارى است. همیشه در آن ماندگارند، خداوند از آنان راضى است، آنان نیز از او راضى‌اند. این رستگارى بزرگ است.»///خدا گوید: این روزی است که صادقان از راستی خود بهره‌مند می‌شوند، برای آنها بهشتهایی است که از زیر درختانش نهرها جاری است و در آن به نعمت ابدی متنعمند؛ خدا از آنها خشنود و آنها از خدا خشنودند. این است فیروزی و سعادت بزرگ.///خداوند فرمود امروز روزی است که راستگویان را راستی و درستی‌شان سود رساند، برای آنان بوستانهایی [بهشتی‌] است که جویباران از فرودست آن جاری است، و جاودانه در آنند و هم خداوند از آنان خشنود است و هم آنان از خداوند خشنودند، و این رستگاری بزرگ است‌///خداوند می‌گوید: «امروز، روزی است که راستی راستگویان، به آنها سود می‌بخشد؛ برای آنها باغهایی از بهشت است که نهرها از زیر (درختان) آن می‌گذرد، و تا ابد، جاودانه در آن می‌مانند؛ هم خداوند از آنها خشنود است، و هم آنها از خدا خشنودند؛ این، رستگاری بزرگ است!»///گفت خدا این است روزی که سود دهد راستگویان را راستی ایشان آنان را است باغهائی که جاری است زیر آنها جویها جاودانند در آن همیشه خوشنود است خدا از ایشان و خوشنودند از او این است رستگاری بزرگ‌///خدا فرمود: «این روزی است که راستان را راستیشان سود بخشد؛ برایشان باغ‌هایی است که از زیر (درختان) شان نهرها روان است، حال آنکه در آن جاودانند. خدا از آنان خشنود است و آنان (نیز) از او خشنودند. این است رستگاری بی‌رنج بزرگ.» quran_en_fa To Allah doth belong the dominion of the heavens and the earth, and all that is therein, and it is He Who hath power over all things. مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه در آنهاست، فقط در سیطره خداست، و او بر هر کاری تواناست.///مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه در آنهاست، فقط در سیطره خداست، و او بر هر کاری تواناست.///از آن خداست فرمانروایى آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست. و او بر هر کارى تواناست.///فرمانروایى آسمان‌ها و زمین و آنچه در میان آنهاست از آن خداوند است، و او بر هر کارى تواناست///فرمانروایى آسمانها و زمین و آنچه در آنهاست از آن خداست، و او بر هر چیزى تواناست.///ملک و حکومت آسمان‌ها و زمین و آنچه در آنهاست، تنها از آن خداست. و او بر هرچیز تواناست.///فرمانروایی آسمانها و زمین و هر چه در آنهاست خدای راست، و او بر هر چیز تواناست.///فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه در میان آنهاست، از آن خداوند است، و او بر هر کاری تواناست‌///حکومت آسمانها و زمین و آنچه در آنهاست، از آن خداست؛ و او بر هر چیزی تواناست.///خدای را است پادشاهی آسمانها و زمین و آنچه در آنها است و او است بر همه چیز توانا///فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه در آنهاست تنها از آن خداست و او بر هر چیزی تواناست. quran_en_fa Praise be Allah, Who created the heavens and the earth, and made the darkness and the light. Yet those who reject Faith hold (others) as equal, with their Guardian-Lord. همه ستایش‌ها ویژه خداست که آسمان‌ها و زمین را آفرید و تاریکی‌ها و روشنی را پدید آورد. [با این همه نشانه‌ها که گواهی بر یکتایی و قدرت اوست] باز کافران برای پروردگارشان [بت‌ها و معبودهای باطل را] شریک و همتا قرار می‌دهند.///همه ستایش‌ها ویژه خداست که آسمان‌ها و زمین را آفرید و تاریکی‌ها و روشنی را پدید آورد. [با این همه نشانه‌ها که گواهی بر یکتایی و قدرت اوست] باز کافران برای پروردگارشان [بت‌ها و معبودهای باطل را] شریک و همتا قرار می‌دهند.///ستایش از آن خداوندى است که آسمانها و زمین را بیافرید و تاریکیها و روشنایى را پدیدار کرد، با این همه، کافران با پروردگار خویش دیگرى را برابر مى‌دارند.///ستایش خداى را که آسمان‌ها و زمین را آفرید و تاریکى‌ها و روشنایى را پدید آورد، با این همه کافران براى پروردگارشان همتا قرار مى‌دهند///ستایش خدایى را که آسمانها و زمین را آفرید، و تاریکیها و روشنایى را پدید آورد. با این همه کسانى که کفر ورزیده‌اند، [غیر او را] با پروردگار خود برابر مى‌کنند.///ستایش مخصوص خداوندى است که آسمان‌ها و زمین را آفرید و تاریکى‌ها و روشنى را قرار داد، اما کافران [دیگران را] با پروردگارشان برابر و همتا مى‌گیرند.///ستایش خدای راست که آسمانها و زمین را آفرید و تاریکی‌ها و روشنایی را مقرر داشت (و با آنکه نظم آسمان و زمین دلیل یکتایی اوست) باز کافران به پروردگار خود شرک می‌آورند.///سپاس خداوندی را که آسمانها و زمین را آفرید و تاریکی و روشنایی را پدید آورد، آنگاه کافران برای پروردگارشان شریک قائل می‌شوند///ستایش برای خداوندی است که آسمانها و زمین را آفرید، و ظلمتها و نور را پدید آورد؛ اما کافران برای پروردگار خود، شریک و شبیه قرارمی‌دهند (با اینکه دلایل توحید و یگانگی او، در آفرینش جهان آشکار است)!///سپاس خداوندی را که آفرید آسمانها و زمین را و قرار داد تاریکیها و روشنائی را پس آنان که کفر ورزیدند به پروردگار خویش شرک همی‌ورزند///(تمامی) ستایش‌ها خدایی را سزاست که آسمان‌ها و زمین را آفرید و تاریکی‌ها و روشنایی را نهاد. سپس کسانی که به پروردگارشان کفر ورزیدند، (غیر او را) با او برابر می‌شمرند. quran_en_fa He it is created you from clay, and then decreed a stated term (for you). And there is in His presence another determined term; yet ye doubt within yourselves! اوست که شما را از گلی مخصوص آفرید، سپس برای عمر شما مدتی مقرر کرد، و اجل حتمی و ثابت نزد اوست، [شگفتا! که] باز شما [با این همه دلایل آشکار در یکتایی و ربوبیت و خالقیت او] شک می‌کنید.///اوست که شما را از گلی مخصوص آفرید، سپس برای عمر شما مدتی مقرر کرد، و اجل حتمی و ثابت نزد اوست، [شگفتا! که] باز شما [با این همه دلایل آشکار در یکتایی و ربوبیت و خالقیت او] شک می‌کنید.///اوست که شما را از گل بیافرید و عمرى مقرر کرد: مدتى در نزد او معین. با این همه، تردید مى‌ورزید.///او کسى است که شما را از گل آفرید، سپس [براى شما] عمرى مقرر داشت، و اجل حتمى نزد اوست، آن‌گاه شما [باز هم در قدرت او] شک مى‌کنید///اوست کسى که شما را از گل آفرید. آنگاه مدتى را [براى شما عمر] مقرر داشت. و اجل حتمى نزد اوست. با این همه، [بعضى از] شما [در قدرت او] تردید مى‌کنید.///او کسى است که شما را از گل آفرید، پس از آن اجلى را [براى زندگى شما در دنیا] قرار داد و اجلى معین نزد اوست. پس [با وجود این] شما شک و شبهه مى‌کنید؟///اوست خدایی که شما را از گلی آفرید، پس فرمان اجل و مرگ را بر همه کس معین کرد، و اجلی که معین و معلوم است به نزد اوست، باز شما شک در آیات او می‌کنید.///او کسی است که شما را از گل آفرید، سپس [شما را در دنیا] عمری مقرر داشت، و [برای آخرت‌] سر رسیدی در علم اوست، آنگاه [بعضی از شما] تردید می‌ورزید///او کسی است که شما را از گل آفرید؛ سپس مدتی مقرر داشت (تا انسان تکامل یابد)؛ و اجل حتمی نزد اوست (و فقط او از آن آگاه است). با این همه، شما (مشرکان در توحید و یگانگی و قدرت او،) تردید می‌کنید!///اوست آنکه آفرید شما را از گل پس گذارد سرآمدی را و سرآمدی نامبرده نزد او است سپس شما تردید می‌کنید///اوست کسی که شما را (در آغاز) از گل آفرید، سپس مدتی را مقرر داشت و اجلی (حتمی) نامیده شده نزد اوست. سپس (همین) شما (در ربوبیت او) شکی دارید. quran_en_fa And He is Allah in the heavens and on earth. He knoweth what ye hide, and what ye reveal, and He knoweth the (recompense) which ye earn (by your deeds). و او در آسمان‌ها و در زمین، خداست که نهان و آشکار شما را می‌داند، و نیز به آنچه [از خیر و شر] به دست می‌آورید، آگاه است.///و او در آسمان‌ها و در زمین، خداست که نهان و آشکار شما را می‌داند، و نیز به آنچه [از خیر و شر] به دست می‌آورید، آگاه است.///در آسمانها و زمین، اوست که خداوند است. نهان و آشکارتان را مى‌داند و از کردارتان آگاه است.///و او در آسمان‌ها و زمین خداست. نهان و آشکار شما و آنچه را کسب مى‌کنید مى‌داند///و او در آسمانها و زمین خداست. نهان و آشکار شما را مى‌داند، و آنچه را به دست مى‌آورید [نیز] مى‌داند.///و اوست که در آسمان‌ها و در زمین خداوند است. نهان و آشکار شما را مى‌داند و هر چه را به دست مى‌آورید، مى‌داند.///و اوست خدا در همه آسمانها و در زمین، که از نهان و آشکار شما با خبر است و بدانچه می‌کنید آگاه است.///و او در آسمانها و زمین خداست، نهان و آشکارای شما و کار و کردارتان را می‌داند///اوست خداوند در آسمانها و در زمین؛ پنهان و آشکار شما را می‌داند؛ و از آنچه (انجام می‌دهید و) به دست می‌آورید، با خبر است.///و او است خدا در آسمانها و در زمین می‌داند نهان و آشکار شما را و می‌داند آنچه را فراهم آرید///و اوست خدا در آسمان‌ها و در زمین. نهانتان و آشکارتان را می‌داند. و آنچه را به دست می‌آورید می‌داند. quran_en_fa But never did a single one of the signs of their Lord reach them, but they turned away therefrom. و هیچ نشانه‌ای از نشانه‌های پروردگارشان برای آنان نیامد مگر آنکه از آن روی گردانیدند.///و هیچ نشانه‌ای از نشانه‌های پروردگارشان برای آنان نیامد مگر آنکه از آن روی گردانیدند.///و هیچ آیه‌اى از آیات پروردگارشان بر ایشان نازل نشد، جز آنکه از آن رویگردان شدند.///هیچ آیه‌اى از آیات پروردگارشان به سوى آنها نمى‌آمد مگر این که از آن رویگردان بودند///و هیچ نشانه‌اى از نشانه‌هاى پروردگارشان به سویشان نمى‌آمد مگر آنکه از آن روى بر مى‌تافتند.///و هیچ نشانه و آیه‌اى از نشانه‌هاى پروردگارشان براى آنها نمى‌آمد، جز آن که [به جاى تصدیق و ایمان] از آن روی برمی‌گرداندند.///و هیچ آیتی از آیات الهی بر اینان نیامد جز آنکه (از روی جهل و عناد) از آن روی گردانیدند.///هیچ آیه‌ای از آیات پروردگارشان برای آنان [مشرکان‌] نیامد مگر آنکه از آن رویگردان بودند///هیچ نشانه و آیه‌ای از آیات پروردگارشان برای آنان نمی‌آید، مگر اینکه از آن رویگردان می‌شوند!///و نمی‌آیدشان آیتی از آیتهای پروردگارشان جز آنکه باشند از آن روی گردانان‌///و هیچ نشانه‌ای از نشانه‌های پروردگارشان برایشان نمی‌آید، مگر آنکه (آنان) اعراض‌کنندگان از آن بوده‌اند. quran_en_fa And now they reject the truth when it reaches them: but soon shall they learn the reality of what they used to mock at. آنان حق را هنگامی که به سویشان آمد تکذیب کردند، پس [ظهور و تحقق] خبرهای آنچه را همواره به آن استهزا می‌کردند، به آنان خواهد رسید.///آنان حق را هنگامی که به سویشان آمد تکذیب کردند، پس [ظهور و تحقق] خبرهای آنچه را همواره به آن استهزا می‌کردند، به آنان خواهد رسید.///چون سخن حق بر آنها عرضه شد، تکذیبش کردند. پس به زودى، خبر چیزهایى که به ریشخندشان مى‌گرفتند به آنها خواهد رسید.///و همانا حق را چون برایشان آمد تکذیب کردند، پس به زودى اخبار آنچه بدان استهزا مى‌کردند به سویشان خواهد آمد///آنان حق را هنگامى که به سویشان آمد تکذیب کردند، پس به زودى، [حقیقت‌] خبرهاى آنچه را که به ریشخند مى‌گرفتند به آنان خواهد رسید.///پس همین که حق براى آنان آمد، آن را تکذیب کردند، پس به زودى خبرهاى مهم [و تلخ درباره‌ى کیفر] آنچه را به مسخره مى‌گرفتند، به سراغشان خواهد آمد.///حق را که بر آنها آمد جدا تکذیب کردند، پس به زودی خبر آنچه که آن را به سخریه گرفتند به آنان می‌رسد.///و حق را چون بر ایشان نازل شد، دروغ انگاشتند، به زودی [حقیقت‌] اخبار آنچه بدان استهزاء کردند، بر ایشان آشکار خواهد شد///آنان، حق را هنگامی که سراغشان آمد، تکذیب کردند! ولی بزودی خبر آنچه را به باد مسخره می‌گرفتند، به آنان می‌رسد؛ (و از نتایج کار خود، آگاه می‌شوند).///همانا دروغ پنداشتند حق را گاهی که بیامدشان پس بزودی بیایدشان خبرهای آنچه بودند بدان استهزاءکنندگان‌///پس همانا هنگامی که (حق) سویشان آمد با حق (همان را) تکذیب کردند. پس در آینده (حقیقت) خبرهای مهم آنچه را که به مسخره می‌گرفته‌اند، به آنان خواهد رسید. quran_en_fa See they not how many of those before them We did destroy?- generations We had established on the earth, in strength such as We have not given to you - for whom We poured out rain from the skies in abundance, and gave (fertile) streams flowing beneath their (feet): yet for their sins We destroyed them, and raised in their wake fresh generations (to succeed them). آیا ندانسته‌اند که پیش از ایشان چه بسیار از ملت‌ها و اقوام را هلاک کردیم؟ که به آنان در پهنه زمین، نعمت‌ها و امکاناتی دادیم که به شما ندادیم، و بر آنان باران‌های پی در پی و پر ریزش فرستادیم و نهرهایی از زیر پای آنان جاری ساختیم [ولی ناسپاسی کردند]؛ پس آنان را به کیفر گناهانشان هلاک کردیم، و بعد از آنان اقوامی دیگر را پدید آوردیم.///آیا ندانسته‌اند که پیش از ایشان چه بسیار از ملت‌ها و اقوام را هلاک کردیم؟ که به آنان در پهنه زمین، نعمت‌ها و امکاناتی دادیم که به شما ندادیم، و بر آنان باران‌های پی در پی و پر ریزش فرستادیم و نهرهایی از زیر پای آنان جاری ساختیم [ولی ناسپاسی کردند]؛ پس آنان را به کیفر گناهانشان هلاک کردیم، و بعد از آنان اقوامی دیگر را پدید آوردیم.///آیا ندیده‌اند که پیش از آنها چه مردمى را هلاک کرده‌ایم؟ مردمى که در زمین مکانتشان داده بودیم. آنچنان مکانتى که به شما نداده‌ایم. و برایشان از آسمان بارانهاى پى در پى فرستادیم و رودها از زیر پایشان روان ساختیم. آنگاه به کیفر گناهانشان هلاکشان کردیم و پس از آنها مردمى دیگر پدید آوردیم.///آیا ندیدند که پیش از آنها چه بسیار اقوامى را هلاک کردیم که در روى زمین به آنها تمکنى دادیم که به شما ندادیم و آسمان را بر آنها باراندیم و نهرها در زیر پاهایشان روان ساختیم؟ آن‌گاه آنان را به سزاى گناهانشان نابود کردیم و از پى آنان قومى دیگر پدید آورد///آیا ندیده‌اند که پیش از آنان چه بسیار امتها را هلاک کردیم؟ [امتهایى که‌] در زمین به آنان امکاناتى دادیم که براى شما آن امکانات را فراهم نکرده‌ایم، و [بارانهاى‌] آسمان را پى در پى بر آنان فرو فرستادیم، و رودبارها از زیر [شهرهاى‌] آنان روان ساختیم. پس ایشان را به [سزاى‌] گناهانشان هلاک کردیم، و پس از آنان نسلهاى دیگرى پدید آوردیم.///آیا ندیدند که چه بسیار امت‌هاى پیش از آنان را هلاک کردیم؟ با آن که در زمین به آنان جایگاه و توانى داده بودیم که به شما نداده‌ایم؟ و [باران و برکت] آسمان را پى در پى برایشان فرستادیم و نهرهاى آب از زیر پاهایشان جارى ساختیم، پس آنان را به کیفر گناهانشان هلاک کردیم و نسل دیگرى پس از آنان پدید آوردیم.///آیا ندیدند پیش از ایشان چه بسیار گروهی را هلاک نمودیم و حال آنکه در زمین به آنها قدرت و تمکنی داده بودیم که شما را نداده‌ایم؟ و از آسمان بر آنها باران (رحمت ظاهر و رحمت باطن که کتاب آسمانی است) پیوسته فرستادیم و نهرها در زمین جاری ساختیم، پس چون نافرمانی کردند آن‌ها را هلاک نمودیم و گروهی دیگر بعد از آنها پدید آوردیم.///آیا نیندیشیده‌اند که پیش از آنان چه بسیار اقوامی را که به آنان در روی زمین امکان و اقتداری داده بودیم که به شما نداده بودیم، نابود کردیم و برای آنان بسی باران [و برکت‌] از آسمان نازل کردیم و چه رودها که از برای آنان جاری ساختیم، آنگاه آنان را به کیفر گناهانشان نابود کردیم و بعد از آنان قومی دیگر پدید آوردیم‌///آیا ندیدند چقدر از اقوام پیشین را هلاک کردیم؟! اقوامی که (از شما نیرومندتر بودند؛ و) قدرتهایی به آنها داده بودیم که به شما ندادیم؛ بارانهای پی‌درپی برای آنها فرستادیم؛ و از زیر (آبادیهای) آنها، نهرها را جاری ساختیم؛ (اما هنگامی که سرکشی و طغیان کردند،) آنان را بخاطر گناهانشان نابود کردیم؛ و جمعیت دیگری بعد از آنان پدید آوردیم.///آیا نبینند بسا هلاک کردیم پیش از آنان قرنهائی که توانائیشان دادیم در زمین آنچه توانائیتان ندادیم و فرستادیم آسمان را بر ایشان ریزاریز و گردانیدیم جویها را روان از زیر ایشان پس نابودشان نمودیم به گناهانشان و آوردیم از نو پس از ایشان قرنهائی دگران‌///آیا ندیدند -در روزگارانی پیش از آنان- چه بسیار نسل‌هایی (از مردمان) را هلاک کردیم‌؟ در حالی‌که آنان را (به گونه‌ای) در زمین تمکن و امکاناتی دادیم که برای شما آن تمکن و امکانات را ندادیم و (باران‌ها و برف‌ها و بادهای) آسمان را پی‌درپی بر آنان فرو فرستادیم و رودبارها را از زیر جایگاهشان روان ساختیم. پس ایشان را به (همان) گناهانشان هلاک کردیم و پس از آنان نسل‌های دیگری پدید آوردیم. quran_en_fa If We had sent unto thee a written (message) on parchment, so that they could touch it with their hands, the Unbelievers would have been sure to say: "This is nothing but obvious magic!" و اگر ما نوشته‌ای روی صحفه‌ای بر تو نازل کنیم که آنان آن را با دست خود لمس کنند، باز کفر پیشگان می‌گویند: این جز جادویی آشکار نیست!!///و اگر ما نوشته‌ای روی صحفه‌ای بر تو نازل کنیم که آنان آن را با دست خود لمس کنند، باز کفر پیشگان می‌گویند: این جز جادویی آشکار نیست!!///حتى اگر کتابى نوشته بر روى کاغذ بر تو نازل مى‌کردیم و آن را با دست خویش لمس مى‌کردند، باز هم آن کافران مى‌گفتند که این جز جادویى آشکار نیست.///و اگر مکتوبى بر کاغذى بر تو نازل مى‌کردیم و آنها آن را با دست خود لمس مى‌کردند، [باز هم‌] کافران مى‌گفتند: این چیزى جز یک سحر آشکار نیست///و اگر مکتوبى، نوشته بر کاغذ، بر تو نازل مى‌کردیم و آنان، آن را با دستهاى خود لمس مى‌کردند قطعا کافران مى‌گفتند: «این [چیزى‌] جز سحر آشکار نیست.»///و اگر نوشته‌اى را در کاغذى بر تو نازل مى‌کردیم که کافران آن را با دست‌هاى خود لمس مى‌کردند، باز هم مى‌گفتند: «این، جز جادویى آشکار نیست.»///و اگر ما کتابی بر تو فرستیم در کاغذی که آن را به دست خود لمس کنند، باز کافران گویند: این نیست مگر سحری آشکار.///و اگر کتابی نوشته بر کاغذ بر تو نازل می‌کردیم و آنان با دستان خویش آن را لمس می‌کردند، باز هم کافران می‌گفتند این جز جادوی آشکاری نیست‌///(حتی) اگر ما نامه‌ای روی صفحه‌ای بر تو نازل کنیم، و (علاوه بر دیدن و خواندن،) آن را با دستهای خود لمس کنند، باز کافران می‌گویند: «این، چیزی جز یک سحر آشکار نیست»!///و اگر می‌فرستادیم بر تو نامه‌ای در کاغذی که می‌سودندش با دستهای خویش هرآینه می‌گفتند آنان که کفر ورزیدند نیست این جز جادوئی آشکار///و اگر نوشته‌ای در کاغذی بر تو نازل می‌کردیم، پس آنان (هم) آن را با دست‌های خود لمس می‌کردند، کسانی که کفر ورزیدند همانا می‌گفتند: «این جز سحری آشکارگر نیست.» quran_en_fa They say: "Why is not an angel sent down to him?" If we did send down an angel, the matter would be settled at once, and no respite would be granted them. و گفتند: چرا فرشته‌ای [که در معرض دید ما قرار گیرد] بر او نازل نشده است؟ اگر فرشته‌ای نازل کنیم، کار هلاکت [این بهانه جویان] تمام می‌شود و لحظه‌ای مهلت نیابند.///و گفتند: چرا فرشته‌ای [که در معرض دید ما قرار گیرد] بر او نازل نشده است؟ اگر فرشته‌ای نازل کنیم، کار هلاکت [این بهانه جویان] تمام می‌شود و لحظه‌ای مهلت نیابند.///و گفتند: چرا فرشته‌اى بر او نازل نشده است؟ اگر فرشته‌اى مى‌فرستادیم که کار به پایان مى‌رسید و به آنها هیچ مهلتى داده نمى‌شد.///و گفتند: چرا فرشته‌اى بر او نازل نشده؟ و اگر فرشته‌اى نازل مى‌کردیم، قطعا کار [آزمایش‌] پایان مى‌گرفت و دیگر مجال و مهلتى داده نمى‌شدند///و گفتند: «چرا فرشته‌اى بر او نازل نشده است؟» و اگر فرشته‌اى فرود مى‌آوردیم، قطعا کار تمام شده بود؛ سپس مهلت نمى‌یافتند.///و [کافران بهانه‌جو] گفتند: «چرا فرشته‌اى بر او نازل نشده [تا او را در دعوت کمک کند]؟» در حالى که اگر فرشته‌اى نازل مى‌کردیم، [باز هم لجاجت می‌کردند و] کار آنان پایان مى‌یافت و هیچ مهلتى به آنان داده نمى‌شد.///و گفتند: چرا (اگر محمد صلی الله علیه و آله و سلم رسول است) بر او فرشته‌ای نازل نشد؟ و چنانچه فرشته‌ای بفرستیم کار تمام شود و دیگر لحظه‌ای آنها مهلت نخواهند یافت.///و گفتند چرا فرشته‌ای بر او نازل نمی‌شود؟ و اگر فرشته‌ای نازل می‌کردیم، کار به پایان رسیده بود، و دیگر مجال و مهلتی نمی‌یافتند///(از بهانه‌های آنها این بود که) گفتند: «چرا فرشته‌ای بر او نازل نشده (تا او را در دعوت مردم به سوی خدا همراهی کند؟!)» ولی اگر فرشته‌ای بفرستیم، (و موضوع، جنبه حسی و شهود پیدا کند،) کار تمام می‌شود؛ (یعنی اگر مخالفت کنند،) دیگر به آنها مهلت داده نخواهد شد (و همه هلاک می‌شوند).///و گفتند چرا فرو نیامده است بر او فرشته‌ای و اگر می‌فرستادیم فرشته‌ای هرآینه می‌گذشت کار پس مهلت داده نمی‌شدند///و گفتند: «چرا فرشته‌ای بر او نازل نشده‌؟» و اگر فرشته‌ای فرود می‌آوردیم، همواره کار (شان) تمام می‌شد؛ و پس از آن مهلت داده نمی‌شوند. quran_en_fa If We had made it an angel, We should have sent him as a man, and We should certainly have caused them confusion in a matter which they have already covered with confusion. [این مغالطه گران لجوج می‌گویند: چرا پیامبر از جنس فرشتگان نیست؟] اگر او را فرشته‌ای قرار می‌دادیم، یقینا وی را به شکل مردی در می‌آوردیم، و قطعا حقیقت را همانطور که آنان بر دیگران مشتبه می‌کنند [به سزای لجاجتشان] بر خود آنان مشتبه می‌ساختیم، [تا بر فرض پیامبر قرار دادن فرشته، باز بگویند: چرا پیامبری از جنس بشر برای ما قرار داده است؟]///[این مغالطه گران لجوج می‌گویند: چرا پیامبر از جنس فرشتگان نیست؟] اگر او را فرشته‌ای قرار می‌دادیم، یقینا وی را به شکل مردی در می‌آوردیم، و قطعا حقیقت را همانطور که آنان بر دیگران مشتبه می‌کنند [به سزای لجاجتشان] بر خود آنان مشتبه می‌ساختیم، [تا بر فرض پیامبر قرار دادن فرشته، باز بگویند: چرا پیامبری از جنس بشر برای ما قرار داده است؟]///و اگر آن پیامبر را از میان فرشتگان بر مى‌گزیدیم باز هم او را به صورت مردى مى‌فرستادیم و این خلط و اشتباه که پدید آورده‌اند بر جاى مى‌نهادیم.///و اگر فرستاده‌ى خویش را فرشته‌اى مى‌کردیم، حتما وى را به صورت مردى قرار مى‌دادیم و [قهرا] امر را همچنان بر آنها مشتبه مى‌ساختیم [باز مى‌گفتند: این هم بشرى است‌]///و اگر او را فرشته‌اى قرار مى‌دادیم، حتما وى را [به صورت‌] مردى در مى‌آوردیم، و امر را همچنان بر آنان مشتبه مى‌ساختیم.///و اگر [پیامبر را] فرشته قرار مى‌دادیم، حتما او را به صورت مردى درمى‌آوردیم [که باز همان شبهه را تکرار مى‌کردند. پس]، کار را بر آنان مشتبه مى‌ساختیم، همان­طور که آنان [با ایرادهاى خود] کار را بر دیگران مشتبه مى‌سازند.///و چنانچه رسول را فرشته‌ای قرار می‌دادیم باز هم او را به صورت مردی در می‌آوردیم و بی‌شک سبب می‌شدیم که همان اشتباهی که برای دیگران پیش می‌آوردند برای خودشان پیش آید.///و اگر او [پیامبر] را فرشته‌ای می‌گرداندیم، آن [فرشته‌] را به صورت مردی در می‌آوردیم، و امر را همچنان بر آنان مشتبه می‌ساختیم‌///و اگر او را فرشته‌ای قرارمی‌دادیم، حتما وی را بصورت انسانی درمی‌آوردیم؛ (باز به پندار آنان،) کار را بر آنها مشتبه می‌ساختیم؛ همان‌طور که آنها کار را بر دیگران مشتبه می‌سازند!///و اگر می‌گردانیدیمش فرشته‌ای همانا می‌گردانیدیمش مردی و همی پوشانیدیم بر او آنچه را می‌پوشند///و اگر او را فرشته‌ای قرار می‌دادیم، بی‌گمان وی را (به صورت) مردی در می‌آوردیم و (همانا او را) بر آنان مشتبه می‌ساختیم، چنان که (خودشان هم) آن را مشتبه می‌دارند. quran_en_fa Mocked were (many) messengers before thee; but their scoffers were hemmed in by the thing that they mocked. مسلما پیامبران پیش از تو هم مسخره شدند؛ پس بر کسانی که پیامبران را مسخره می‌کردند، عذاب و کیفری که همواره به استهزا می‌گرفتند نازل شد و آنان را فرا گرفت.///مسلما پیامبران پیش از تو هم مسخره شدند؛ پس بر کسانی که پیامبران را مسخره می‌کردند، عذاب و کیفری که همواره به استهزا می‌گرفتند نازل شد و آنان را فرا گرفت.///پیامبرانى را هم که پیش از تو بودند مسخره مى‌کردند. پس مسخره‌کنندگان را عذابى که به ریشخندش مى‌گرفتند فروگرفت.///و پیش از تو پیامبرانى به استهزا گرفته شدند، پس کیفر این استهزا، گریبان ریشخند کنندگان را گرفت///و پیش از تو پیامبرانى به استهزا گرفته شدند. پس آنچه را ریشخند مى‌کردند گریبانگیر ریشخندکنندگان ایشان گردید.///و قطعا پیامبرانى پیش از تو هم استهزا شدند، پس عذابى که به استهزاى آن مى‌پرداختند، بر مسخره‌کنندگان از ایشان فرودآمد.///(ای پیغمبر) پیش از تو هم امم گذشته پیغمبران خود را سخت استهزاء کردند، پس آنان را کیفر این عمل دامنگیر شد.///و پیش از تو پیامبرانی را که بودند استهزاء کردند، و کیفر استهزایشان بر سر ریشخندکنندگانشان فرود آمد///(با این حال، نگران نباش!) جمعی از پیامبران پیش از تو را استهزا کردند؛ اما سرانجام، آنچه را مسخره می‌کردند، دامانشان را می‌گرفت؛ (و عذاب الهی بر آنها فرود آمد).///و همانا استهزاء شد به پیمبرانی که پیش از تو بودند پس فرود آمد بدانان که مسخره کردند از ایشان آنچه بودند بدان استهزاءکنندگان‌///و بی‌گمان پیش از تو همانا پیامبرانی به مسخره گرفته شدند. پس آنچه را مسخره می‌کردند، همان، گریبان‌گیر کسانی شد که آنان را استهزا می‌کرده‌اند. quran_en_fa Say: "Travel through the earth and see what was the end of those who rejected Truth." بگو: در زمین بگردید، سپس با تأمل بنگرید که فرجام تکذیب کنندگان چگونه بوده است؟///بگو: در زمین بگردید، سپس با تأمل بنگرید که فرجام تکذیب کنندگان چگونه بوده است؟///بگو: در روى زمین بگردید و بنگرید که پایان کار تکذیب‌کنندگان چگونه بوده است.///بگو: در زمین سیر کنید، سپس بنگرید که سر انجام تکذیب کنندگان چگونه بوده است///بگو: «در زمین بگردید، آنگاه بنگرید که فرجام تکذیب‌کنندگان چگونه بوده است؟»///[اى پیامبر! به آنان] بگو: «در زمین بگردید، پس بنگرید که سرنوشت تکذیب‌کنندگان چگونه شد؟»///بگو (ای پیغمبر) که در روی زمین بگردید آن گاه بنگرید که عاقبت سخت آنها که تکذیب کردند چگونه بود!///بگو در زمین سیر و سفر کنید، سپس بنگرید که سرانجام دروغ انگاران چگونه بوده است‌///بگو: «روی زمین گردش کنید! سپس بنگرید سرانجام تکذیب‌کنندگان آیات الهی چه شد؟!»///بگو بگردید در زمین پس بنگرید چگونه بوده است فرجام تکذیب‌کنندگان‌///بگو: «در زمین بگردید، سپس بنگرید (که) فرجام تکذیب‌کنندگان چگونه بوده است.» quran_en_fa Say: "To whom belongeth all that is in the heavens and on earth?" Say: "To Allah. He hath inscribed for Himself (the rule of) Mercy. That He will gather you together for the Day of Judgment, there is no doubt whatever. It is they who have lost their own souls, that will not believe. بگو: مالکیت و فرمانروایی آنچه در آسمان‌ها و زمین است در سیطره کیست؟ بگو: در سیطره خداست که رحمت را بر خود لازم و مقرر کرده؛ یقینا همه شما را در روز قیامت که تردیدی در آن نیست جمع خواهد کرد. فقط کسانی که سرمایه وجودشان را تباه کرده‌اند، ایمان نمی‌آورند.///بگو: مالکیت و فرمانروایی آنچه در آسمان‌ها و زمین است در سیطره کیست؟ بگو: در سیطره خداست که رحمت را بر خود لازم و مقرر کرده؛ یقینا همه شما را در روز قیامت که تردیدی در آن نیست جمع خواهد کرد. فقط کسانی که سرمایه وجودشان را تباه کرده‌اند، ایمان نمی‌آورند.///بگو: از آن کیست آنچه در آسمانها و زمین است؟ بگو: از آن خداست. بخشایش را بر خود مقرر داشته، همه شما را در روز قیامت -که در آن تردیدى نیست- گرد مى‌آورد. آنان که به زیان خویش کار کرده‌اند، ایمان نمى‌آورند.///بگو: آنچه در آسمان‌ها و زمین است براى کیست؟ بگو: از آن خداست. او رحمت را بر خود مقرر داشته و مسلما شما را در روز قیامت که شکى در آن نیست گرد مى‌آورد. کسانى که خویشتن را در زیان افکندند ایمان نمى‌آورند///بگو: «آنچه در آسمانها و زمین است از آن کیست؟» بگو: «از آن خداست»؛ که رحمت را بر خویشتن واجب گردانیده است. یقینا شما را در روز قیامت -که در آن هیچ شکى نیست- گرد خواهد آورد. خودباختگان کسانى‌اند که ایمان نمى‌آورند.///بگو: «آنچه در آسمان‌ها و زمین است، براى کیست؟» بگو: «براى خداوند است که بر خود، رحمت را مقرر کرده است.» او قطعا شما را در روز قیامت که شکى در آن نیست جمع خواهد کرد. کسانى که خود را باختند، همانان ایمان نمى‌آورند.///(به مشرکان) بگو که آنچه در آسمانها و زمین است ملک کیست؟ (اگر آنها نگویند) تو باز گو همه ملک خداست که بر خویش رحمت و بخشایش را فرض و لازم کرده، البته شما را در روز قیامت که بی‌هیچ شک خواهد آمد جمع می‌گرداند، ولی کسانی که خود را به زیان افکندند ایمان نمی‌آورند.///بگو آنچه در آسمانها و زمین است از آن کیست؟ [و در پاسخ‌] بگو از آن خداوند است، که بر خود رحمت را مقرر داشته است، [و] در روز قیامت، که در فرارسیدن آن شکی نیست، شما را گرد می‌آورد، کسانی که بر خود زیان زده‌اند، ایمان نمی‌آورند///بگو: «آنچه در آسمانها و زمین است، از آن کیست؟» بگو: «از آن خداست؛ رحمت (و بخشش) را بر خود، حتم کرده؛ (و به همین دلیل،) بطور قطع همه شما را در روز قیامت، که در آن شک و تردیدی نیست، گرد خواهد آورد. (آری،) فقط کسانی که سرمایه‌های وجود خویش را از دست داده و گرفتار خسران شدند، ایمان نمی‌آورند.///بگو از آن کیست آنچه در آسمانها است و زمین بگو از آن خدا نوشت بر خویشتن رحمت را که گردآورد شما را بسوی روز رستاخیز نیست تردیدی در آن آنان که زیانمند کردند خویشتن را ایمان نمی‌آورند///بگو: «آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آن کیست‌؟» بگو: «از آن خداست.» رحمت را بر خودش مقرر گردانیده است، (که) بی‌گمان شما را فراسوی روز قیامت - که در آن هیچ شک مستندی نیست- به‌راستی، بدون برگشت گرد خواهد آورد. کسانی که خودشان را باخته (و) زیان کرده‌اند، (هم) آنان ایمان نمی‌آورند. quran_en_fa To him belongeth all that dwelleth (or lurketh) in the night and the day. For he is the one who heareth and knoweth all things." و همه موجوداتی که در [عرصه] شب و روز آرام دارند، در سیطره مالکیت خدا هستند؛ و او شنوا و داناست.///و همه موجوداتی که در [عرصه] شب و روز آرام دارند، در سیطره مالکیت خدا هستند؛ و او شنوا و داناست.///از آن اوست هر چه در شب و روز جاى دارد و اوست شنوا و دانا.///و آنچه در شب و روز قرار گرفته از آن اوست، و او شنواى داناست///و آنچه در شب و روز آرام [و تکاپو] دارد، از آن اوست و او شنواى داناست.///و تنها براى اوست آنچه در شب و روز قرار گرفته و او شنواى داناست.///و هر چه در شب و روز آرامش یافته همه ملک خداست و او شنوا و داناست.///و آنچه در شب و روز آرام [و تکاپو] دارد از آن اوست، و او شنوای داناست‌///و برای اوست آنچه در شب و روز قرار دارد؛ و او، شنوا و داناست.///و از آن وی است آنچه آرمیده است در شب و روز و او است شنوای دانا///و آنچه در شب و روز سکنی و سکونت دارد، تنها از آن اوست. و او بس شنوای بسیار داناست. quran_en_fa Say: "Shall I take for my protector any other than Allah, the Maker of the heavens and the earth? And He it is that feedeth but is not fed." Say: "Nay! but I am commanded to be the first of those who bow to Allah (in Islam), and be not thou of the company of those who join gods with Allah." بگو: آیا جز خدا را که آفریننده آسمان‌ها و زمین است، سرپرست و یاور خود گیرم؟ و اوست که روزی می‌دهد و خود بی نیاز از روزی است. بگو: من مأمورم نخستین کسی باشم که فرمان خدا را گردن نهد، و فرمان یافته‌ام که هرگز از مشرکان مباش.///بگو: آیا جز خدا را که آفریننده آسمان‌ها و زمین است، سرپرست و یاور خود گیرم؟ و اوست که روزی می‌دهد و خود بی نیاز از روزی است. بگو: من مأمورم نخستین کسی باشم که فرمان خدا را گردن نهد، و فرمان یافته‌ام که هرگز از مشرکان مباش.///بگو: آیا دیگرى جز خدا را به دوستى گیرم که آفریننده آسمانها و زمین است و مى‌خوراند و به طعامش نیاز نیست؟ بگو: هر آینه من مأمور شده‌ام که نخستین کسى باشم که تسلیم امر خدا شده باشد. پس، از مشرکان مباش.///بگو: آیا غیر خدا را که آفریدگار آسمان‌ها و زمین است سرپرست خود گیرم، در حالى اوست که مى‌خوراند و خورانده نمى‌شود؟ بگو: دستور یافته‌ام نخستین کسى باشم که تسلیم شده و [گفته است که‌] هرگز از مشرکان مباش///بگو: «آیا غیر از خدا -پدیدآورنده آسمانها و زمین- سرپرستى برگزینم؟ و اوست که خوراک مى‌دهد، و خوراک داده نمى‌شود.» بگو: «من مأمورم که نخستین کسى باشم که اسلام آورده است، و [به من فرمان داده شده که:] هرگز از مشرکان مباش.»///بگو: «آیا غیر از خدا را سرپرست خود بگیرم؟ در حالى که او آفریدگار آسمان‌ها و زمین است. او همه را طعام مى‌دهد، ولى کسى به او طعام نمى‌دهد.» بگو: «من مأمورم که اولین کسى باشم که تسلیم فرمان اوست. و [به من گفته شده که] هرگز از مشرکان مباش.»///بگو: آیا غیر خدا را به یاری و دوستی برگزینم؟ در صورتی که آفریننده آسمان و زمین خداست و او روزی می‌بخشد و خود از طعام بی‌نیاز است. بگو: من مأمورم که اول شخصی که تسلیم حکم خداست باشم. و البته از گروهی که به خدا شرک آورند نباش.///بگو آیا غیر از خداوند را سرور خود گیرم که آفرینشگر آسمانها و زمین است؟ و کسی است که به همگان روزی می‌خوراند و خود روزی نمی‌خورد بگو به من فرمان داده شده است که نخستین کسی باشم که سر [به طاعت و توحید] می‌نهد و [به من گفته شده است که‌] هرگز از مشرکان مباش‌///بگو: «آیا غیر خدا را ولی خود انتخاب کنم؟! (خدایی) که آفریننده آسمانها و زمین است؛ اوست که روزی می‌دهد، و از کسی روزی نمی‌گیرد.» بگو: «من مأمورم که نخستین مسلمان باشم؛ و (خداوند به من دستور داده که) از مشرکان نباش!»///بگو آیا جز خدا را برگیرم دوستی آفریننده آسمانها و زمین و او می‌خوراند و خورانده نشود بگو همانا مأمور شدم که نخستین اسلام‌آورنده باشم و نباش البته از شرک‌آورندگان‌///بگو: «آیا جز خدا را- (که) پدید آورنده‌ی آسمان‌ها و زمین بر مبنای فطرت توحیدی است- به سرپرستی برگزینم‌؟ حال آنکه او خوراک می‌دهد و خوراک داده نمی‌شود.» بگو: «من به‌راستی مأمور شدم نخستین کسی باشم که تسلیم خدا شده و (نیز به من فرمان داده شده که:) «هرگز از مشرکان مباش».» quran_en_fa Say: "I would, if I disobeyed my Lord, indeed have fear of the penalty of a Mighty Day. بگو: مسلما اگر پروردگارم را نافرمانی کنم، از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم///بگو: مسلما اگر پروردگارم را نافرمانی کنم، از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم///بگو: از عذاب آن روز بزرگ مى‌ترسم اگر از پروردگارم فرمان نبرم.///بگو: من اگر پروردگارم را نافرمانى کنم، از عذاب روزى بزرگ بیم دارم///بگو: «اگر به پروردگارم عصیان ورزم از عذاب روزى بزرگ مى‌ترسم.»///بگو: «اگر پروردگارم را نافرمانى کنم، از عذاب روزى بزرگ بیمناکم.///بگو: من اگر نافرمانی خدای خود کنم از عذاب آن روز بزرگ سخت می‌ترسم.///بگو اگر از حکم پروردگارم سرکشی کنم از عذاب روز بزرگ می‌ترسم‌///بگو: «من (نیز) اگر نافرمانی پروردگارم کنم، از عذاب روزی بزرگ [= روز رستاخیز] می‌ترسم!///بگو همانا می‌ترسم اگر نافرمانی کنم پروردگار خود را از عذاب روزی بزرگ‌///بگو: «اگر به پروردگارم عصیان ورزم، بی‌گمان از عذاب روزی بزرگ هراسانم.» quran_en_fa "On that day, if the penalty is averted from any, it is due to Allah's mercy; And that would be (Salvation), the obvious fulfilment of all desire. هر کس در آن روز، عذاب از او برگردانده شود، قطعا خدا به او رحم کرده، و آن است کامیابی آشکار.///هر کس در آن روز، عذاب از او برگردانده شود، قطعا خدا به او رحم کرده، و آن است کامیابی آشکار.///در آن روز، عذاب را از هر که بگردانند مورد رحمت خدا واقع شده است، و این کامیابى آشکارى است.///هر کس در آن روز [عذاب‌] از وى برگردانده شود، حقا [خدا] به او رحم کرده است، و این کامیابى آشکار است///آن روز، کسى که [عذاب‌] از او برگردانده شود، قطعا [خدا] بر او رحمت آورده، و این است همان رستگارى آشکار.///در آن روز، از هر کس عذاب الهى برداشته شود، قطعا مشمول رحمت الهى شده و این است رستگارى آشکار.»///هر کس در آن روز از عذاب برهد همانا به رحمت خدا نائل گردیده است، و این فیروزی و سعادتی آشکار است.///هرکس که در چنین روزی [بلا] از او بگردد، به راستی [خداوند] بر او رحمت آورده است، و این رستگاری آشکاری است‌///آن کس که در آن روز، مجازات الهی به او نرسد، خداوند او را مشمول رحمت خویش ساخته؛ و این همان پیروزی آشکار است.»///آن کس که گردانیده شود از او در آن روز همانا رحم بدو کرده و آن است رستگاریی آشکار///در چنان روزی، کسی که عذاب از او برگردانده شود، همانا خدا به او رحم کرده و این همان رستگاری بی‌زیان روشنگر است. quran_en_fa "If Allah touch thee with affliction, none can remove it but He; if He touch thee with happiness, He hath power over all things. و اگر خدا تو را آسیب و گزندی رساند، کسی جز او برطرف کننده آن نیست، و اگر تو را خیری رساند [حفظ و دوامش فقط به دست اوست]؛ پس او بر هر کاری تواناست.///و اگر خدا تو را آسیب و گزندی رساند، کسی جز او برطرف کننده آن نیست، و اگر تو را خیری رساند [حفظ و دوامش فقط به دست اوست]؛ پس او بر هر کاری تواناست.///اگر خدا به تو محنتى برساند، هیچ کس جز او دفعش نتواند کرد، و اگر به تو خیرى برساند بر هر کارى تواناست.///و اگر خداوند به تو گزندى رساند، کسى جز او برطرف کننده‌ى آن نیست و اگر خیرى به تو رساند، او بر هر کارى تواناست///و اگر خدا به تو زیانى برساند، کسى جز او برطرف کننده آن نیست، و اگر خیرى به تو برساند پس او بر هر چیزى تواناست.///و اگر خداوند تو را با زیان و آسیب درگیر کند، جز خودش هیچ کس برطرف کننده آن نیست. و اگر خیرى به تو برساند، پس او بر هر چیز تواناست.///و اگر از خدا به تو ضرری رسد هیچ کس جز خدا نتواند تو را از آن ضرر برهاند، و اگر از او به تو خیری رسد (هیچ کس تو را از آن منع نتواند کرد) که او بر هر چیز تواناست.///و اگر خداوند بلایی به تو برساند، بازدارنده‌ای جز خود او برای آن وجود ندارد، و اگر بخواهد خیری به تو برساند بدان که او بر هر کاری تواناست‌///اگر خداوند زیانی به تو برساند، هیچ کس جز او نمی‌تواند آن را برطرف سازد! و اگر خیری به تو رساند، او بر همه چیز تواناست؛ (و از قدرت او، هرگونه نیکی ساخته است.)///و اگر برساندت خدا رنجی پس نیست بازگیرنده آن جز او و اگر رساندت به خیری پس او است بر همه چیز توانا///و اگر خدا به تو زیانی رساند، پس هیچ کس جز او برطرف‌کننده‌ی آن (زیان) نیست و اگر خیری به تو رساند (نیز همین‌گونه است). پس او بر هر چیزی بسیار تواناست. quran_en_fa "He is the irresistible, (watching) from above over His worshippers; and He is the Wise, acquainted with all things." اوست که بر بندگانش چیره و غالب است، و او حکیم و آگاه است.///اوست که بر بندگانش چیره و غالب است، و او حکیم و آگاه است.///و اوست قاهرى بالاتر از همه بندگان خویش و دانا و آگاه است.///و او بربندگان خویش قاهر و چیره است، و او حکیم آگاه است///و اوست که بر بندگان خویش چیره است، و اوست حکیم آگاه.///اوست که بر بندگان خود قاهر و مسلط است. و اوست حکیم آگاه.///بگو: خداست که کمال اقتدار و توانایی را بر بندگان دارد و اوست که درستکار و آگاه است.///و او بر بندگان خود چیره است و او فرزانه آگاه است‌///اوست که بر بندگان خود، قاهر و مسلط است؛ و اوست حکیم آگاه!///و او است نیرومند بر فراز بندگان خویش و او است حکیم دانا///و اوست که بر (سر و سامان) بندگانش چیره است و اوست بسی فرزانه‌ی آگاه. quran_en_fa Say: "What thing is most weighty in evidence?" Say: "Allah is witness between me and you; This Qur'an hath been revealed to me by inspiration, that I may warn you and all whom it reaches. Can ye possibly bear witness that besides Allah there is another Allah?" Say: "Nay! I cannot bear witness!" Say: "But in truth He is the one Allah, and I truly am innocent of (your blasphemy of) joining others with Him." [به کافران و مشرکان که برای حق بودن نبوتت گواه می‌طلبند] بگو: گواهی چه کسی از همه گواهان بزرگ‌تر است [تا او را بر حقانیت نبوتم برای شما گواه آورم]؟ بگو: خدا میان من وشما گواه است [که گواهی اش بزرگ‌ترین ومطمئن‌ترین و صحیح‌ترین گواهی هاست]، و این قرآن [که گواهی خدا بر حقانیت نبوت من است] به من وحی شده تا به وسیله آن شما وهر کس را که این قرآن به او می‌رسد بیم دهم. آیا شما [با دلیل استوار و محکم] گواهی می‌دهید که با خدا معبودهای دیگری به عنوان شریک هست؟ بگو: [چون دلیلی وجود ندارد] من گواهی نمی‌دهم. بگو: فقط معبود یگانه و یکتا اوست، و من از معبودهای باطلی که شریک او قرار می‌دهید، بیزارم.///[به کافران و مشرکان که برای حق بودن نبوتت گواه می‌طلبند] بگو: گواهی چه کسی از همه گواهان بزرگ‌تر است [تا او را بر حقانیت نبوتم برای شما گواه آورم]؟ بگو: خدا میان من وشما گواه است [که گواهی اش بزرگ‌ترین ومطمئن‌ترین و صحیح‌ترین گواهی هاست]، و این قرآن [که گواهی خدا بر حقانیت نبوت من است] به من وحی شده تا به وسیله آن شما وهر کس را که این قرآن به او می‌رسد بیم دهم. آیا شما [با دلیل استوار و محکم] گواهی می‌دهید که با خدا معبودهای دیگری به عنوان شریک هست؟ بگو: [چون دلیلی وجود ندارد] من گواهی نمی‌دهم. بگو: فقط معبود یگانه و یکتا اوست، و من از معبودهای باطلی که شریک او قرار می‌دهید، بیزارم.///بگو: شهادت چه کسى از هر شهادتى بزرگ‌تر است؟ بگو: خدا میان من و شما گواه است و این قرآن بر من وحى شده است تا شما را و هر کس را که به او برسد بیم دهم. آیا شهادت مى‌دهید که با الله خدایان دیگرى هم هستند؟ بگو: من شهادت نمى‌دهم. بگو: جز این نیست که او خدایى است یکتا و از آنچه با او شریک مى‌سازید بیزارم.///بگو: کدام چیز گواهى‌اش بزرگ‌تر است؟ بگو: خدا میان من و شما گواه است، و این قرآن به من وحى شده است که شما و هر کس را که [این پیام‌] به او برسد بدان هشدار دهم. آیا شما شهادت مى‌دهید که با خدا خدایان دیگرى هست؟ بگو: من چنین شهادتى نمى‌دهم. بگو: فقط او م///بگو: «گواهى چه کسى از همه برتر است؟» بگو: «خدا میان من و شما گواه است. و این قرآن به من وحى شده تا به وسیله آن، شما و هر کس را [که این پیام به او] برسد، هشدار دهم. آیا واقعا شما گواهى مى‌دهید که در جنب خدا، خدایان دیگرى است؟» بگو: «من گواهى نمى‌دهم.» بگو: «او تنها معبودى یگانه است، و بى‌تردید، من از آنچه شریک [او] قرار مى‌دهید بیزارم.»///بگو: «چه موجودى در گواهى، برتر و بزرگتر است؟» بگو: «خداوند میان من و شما گواه است. و این قرآن به من وحى شده تا با آن شما را و هرکه را این پیام به او برسد، هشدار دهم. آیا شما گواهى مى‌دهید که با خداوند، خدایان دیگرى هست؟» بگو: «من گواهی نمى‌دهم.» بگو: «همانا او خداى یکتاست و بى‌تردید من از آنچه شما شرک مى‌ورزید، بیزارم.»///بگو: گواهی کدام چیز بزرگتر است (از گواهی خدا)؟ بگو: خدا میان من و شما گواه است و وحی شده به من آیات این قرآن تا به آن شما و هر کس را که خبر این قرآن به او رسد بترسانم. آیا شما به راستی گواهی دهید که با خدای یکتا خدایان دیگری وجود دارد؟ بگو: من گواهی ندهم. بگو: محققا او خدایی یکتاست و من بیزارم از آنچه شما شریک خدا قرار می‌دهید.///بگو [و بپرس‌] شهادت چه کسی برتر است، بگو خدا که بین ما و شما گواه است، و این قرآن بر من وحی می‌شود که بدان شما را و هر کس را که [این پیام‌] به او برسد، هشدار دهم، آیا شما شهادت می‌دهید که خدایان دیگری در جنب خداوند وجود دارد؟ بگو من چنین شهادتی نمی‌دهم، بگو همانا او خدای یگانه است، و من از شریکی که می‌آورید، بری و برکنارم‌///بگو: «بالاترین گواهی، گواهی کیست؟» (و خودت پاسخ بده و) بگو: «خداوند، گواه میان من و شماست؛ و (بهترین دلیل آن این است که) این قرآن بر من وحی شده، تا شما و تمام کسانی را که این قرآن به آنها می‌رسد، بیم دهم (و از مخالفت فرمان خدا بترسانم). آیا براستی شما گواهی می‌دهید که معبودان دیگری با خداست؟!» بگو: «من هرگز چنین گواهی نمی‌دهم». بگو: «اوست تنها معبود یگانه؛ و من از آنچه برای او شریک قرارمی‌دهید، بیزارم!»///بگو چه چیز بزرگتر است در گواهی بگو خدا گواه است میان من و شما و وحی شده است بسوی من این قرآن تا بترسانم بدان شما را و هر که را برسد آیا گواهی دهید که با خدا است خدایان دیگری بگو گواهی ندهم بگو جز این نیست که او است خداوند یکتا و همانا بیزارم از آنچه شرک می‌ورزید///بگو: «گواهی چه چیزی (از همه) بزرگ‌تر است‌؟» بگو: «خدا میان من و شما گواهی است. و این قرآن فراسوی من وحی شد تا به وسیله‌ی آن، شما و هر کس را که بالغ شد و (قرآن) به او رسیده هشدار دهم‌؛ آیا به‌درستی و بی‌گمان شما گواهی می‌دهید که با خدا، خدایان دیگری هستند؟» بگو: «من گواهی نمی‌دهم.» بگو: «تنها او خدایی یگانه است و من همانا از آنچه (به او) شرک می‌ورزید بیزارم.» quran_en_fa Those to whom We have given the Book know this as they know their own sons. Those who have lost their own souls refuse therefore to believe. کسانی که به آنان کتاب آسمانی دادیم، همان گونه که پسرانشان را می‌شناسند [بر اساس اوصافی که در کتاب هایشان بیان شده] پیامبر را می‌شناسند؛ فقط کسانی که سرمایه وجودشان را تباه کردند، ایمان نمی‌آورند.///کسانی که به آنان کتاب آسمانی دادیم، همان گونه که پسرانشان را می‌شناسند [بر اساس اوصافی که در کتاب هایشان بیان شده] پیامبر را می‌شناسند؛ فقط کسانی که سرمایه وجودشان را تباه کردند، ایمان نمی‌آورند.///اهل کتاب او را چنان مى‌شناسند که فرزندان خود را، اینان که به خود زیان مى‌رسانیدند ایمان نمى‌آورند.///کسانى که کتابشان داده‌ایم، او [پیامبر] را مى‌شناسند آن سان که فرزندان خود را مى‌شناسند. کسانى که خود را به زیان افکنده‌اند ایمان نمى‌آورند///کسانى که کتاب [آسمانى‌] به آنان داده‌ایم، همان گونه که پسران خود را مى‌شناسد، او [=پیامبر] را مى‌شناسد. کسانى که به خود زیان زده‌اند، ایمان نمى‌آورند.///کسانى که به آنان، کتاب [آسمانى] دادیم، [پیامبر را] همانند فرزندان خود مى‌شناسند [ولی حاضر به پذیرفتن نیستند]، پس کسانى که به خودشان زیان زدند، ایمان نمى‌آورند.///آنان که ما کتاب به آنها فرستادیم، او را (یعنی محمد صلی الله علیه و آله و سلم را) به مانند فرزندان خود می‌شناسند. آنان که خود را به زیان انداختند (به او) ایمان نمی‌آورند.///اهل کتاب او [پیامبر] را به همان گونه می‌شناسند که فرزندانشان را می‌شناسند، کسانی که بر خود زیان زده‌اند ایمان نمی‌آورند///آنان که کتاب آسمانی به ایشان داده‌ایم، بخوبی او [= پیامبر] را می‌شناسند، همان‌گونه که فرزندان خود را می‌شناسند؛ فقط کسانی که سرمایه وجود خود را از دست داده‌اند، ایمان نمی‌آورند.///آنان که دادیمشان کتاب را بشناسندش چنانکه بشناسند فرزندان خود را آنان که زیانمند کردند خویشتن را ایمان نیارند///کسانی که کتاب (وحیانی) به آنان داده‌ایم، همان‌گونه که پسران خود را می‌شناسند او [: پیامبر و کتابش] را (هم) می‌شناسند. پس کسانی که خودشان را (باخته و) زیان کرده‌اند، (هم) آنان ایمان نمی‌آورند. quran_en_fa Who doth more wrong than he who inventeth a lie against Allah or rejecteth His signs? But verily the wrong-doers never shall prosper. ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغ بسته، یا آیات او را تکذیب کرده، کیست؟ یقینا ستمکاران، رستگار نخواهند بود.///ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغ بسته، یا آیات او را تکذیب کرده، کیست؟ یقینا ستمکاران، رستگار نخواهند بود.///چه کسى است ستمکارتر از آنکه به خدا دروغ مى‌بندد یا آیات او را دروغ مى‌انگارد؟ هر آینه ستمکاران را رستگارى نیست.///و کیست ستمکارتر از کسى که بر خدا دروغ بندد یا آیات او را تکذیب کند؟ بى‌تردید ستمکاران رستگار نمى‌شوند///و کیست ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ بسته یا آیات او را تکذیب نموده؟ بى تردید، ستمکاران رستگار نمى‌شوند.///و کیست ستمکارتر از آن کس که به خداوند دروغ بندد، یا آیات الهى را تکذیب کند؟ همانا ستمگران رستگار نمى‌شوند.///و کیست ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ بست یا آیات او را تکذیب کرد؟ هرگز ستمکاران را رستگاری نخواهد بود.///و کیست ستمکارتر از کسی که بر خداوند دروغ بندد یا آیات او را دروغ انگارد، آری ستمکاران [مشرکان‌] رستگار نمی‌شوند///چه کسی ستمکارتر است از آن کس که بر خدا دروغ بسته [= همتایی برای او قائل شده‌]، و یا آیات او را تکذیب کرده است؟! مسلما ظالمان، رستگار نخواهند شد!///و کیست ستمگرتر از آنکه ببندد بر خدا دروغی یا دروغ پندارد آیتهای او را همانا رستگار نشوند ستمگران‌///و کیست ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغی بست، یا با نشانه‌های (ربانی) او (همو و فرستادگانش را) تکذیب کرد‌؟ بی‌گمان، ستمکاران (خودشان و دیگران را) رستگار نمی‌کنند. quran_en_fa One day shall We gather them all together: We shall say to those who ascribed partners (to Us): "Where are the partners whom ye (invented and) talked about?" و [یاد کنید] روزی که همه آنان را [در عرصه قیامت] جمع می‌کنیم، سپس به کسانی که شرک ورزیده‌اند، می‌گوییم: شریکانتان که آنان را شریک خدا می‌پنداشتید، کجایند [تا شما را از عذاب امروز نجات دهند؟]///و [یاد کنید] روزی که همه آنان را [در عرصه قیامت] جمع می‌کنیم، سپس به کسانی که شرک ورزیده‌اند، می‌گوییم: شریکانتان که آنان را شریک خدا می‌پنداشتید، کجایند [تا شما را از عذاب امروز نجات دهند؟]///روزى همه را گرد آوریم، سپس به آنها که شرک آورده‌اند بگوییم: آن کسان که مى‌پنداشتید که شریکان خدایند اکنون کجایند؟///و روزى که همه آنها را گرد آوریم، آن‌گاه به مشرکان گوییم: کجایند شریکان شما که آنها را [شریک خدا] مى‌پنداشتید///و [یاد کن‌] روزى را که همه آنان را محشور مى‌کنیم، آنگاه به کسانى که شرک آورده‌اند مى‌گوییم: «کجایند شریکان شما که [آنها را شریک خدا] مى‌پنداشتید؟»///و روزى که آنان را یکسره محشور می‌کنیم، سپس به کسانى که شرک ورزیدند، می‌گوییم: کجایند شریکان شما که بر ایشان گمان [خدایى] داشتید؟///و (یاد کن) روزی که همه آنها را جمع آوریم پس به آنها که شرک آوردند گوییم: به کجا شدند آنها که به گمان شما شریک خدا بودند؟///و روزی که همه آنان را گرد آوریم، آنگاه به مشرکان گوییم که شرکایتان که ادعا می‌کردید کجا هستند؟///آن روز که همه آنها را محشور می‌کنیم؛ سپس به مشرکان می‌گوییم: «معبودهایتان، که همتای خدا می‌پنداشتید، کجایند؟» (چرا به یاری شما نمی‌شتابند؟!)///و روزی که گردشان آریم همگی پس گوئیم بدانان که شرک ورزیدند کجا است شریکان شما آنان که بودید می‌پنداشتید///و روزی همه‌ی آنان را گرد (هم) می‌آوریم، سپس به کسانی که شرک آوردند می‌گوییم: «کجایند شریکانتان که می‌پنداشته‌اید (شریکان خدایند)؟» quran_en_fa There will then be (left) no subterfuge for them but to say: "By Allah our Lord, we were not those who joined gods with Allah." پس [آن روز] بهانه و عذرشان [برای رهایی از عذاب] فقط این است که خواهند گفت: به خدا پروردگارمان سوگند، که ما مشرک نبودیم!!///پس [آن روز] بهانه و عذرشان [برای رهایی از عذاب] فقط این است که خواهند گفت: به خدا پروردگارمان سوگند، که ما مشرک نبودیم!!///عذرى که مى‌آورند جز این نیست که مى‌گویند: سوگند به خدا پروردگار ما که ما مشرک نبوده‌ایم.///سپس پاسخ و عذر آنها جز این نیست که بگویند: به خدایى که پروردگار ماست [سوگند] ما مشرک نبودیم///آنگاه عذرشان جز این نیست که مى‌گویند: «به خدا، پروردگارمان سوگند که ما مشرک نبودیم.»///پس [در پیشگاه خداوند] عذرى نیابند، جز آن که بگویند: «سوگند به خدا! پروردگارمان، ما هرگز مشرک نبوده‌ایم!»///آن گاه پس از آن همه فریفتگی به بتان، در پیشگاه حق عذری نیابند جز آنکه (از بتان بیزاری جسته و) گویند: سوگند به خدا، پروردگارمان، که هرگز شرک نیاوردیم.///آنگاه عاقبت شرک آنان جز این نیست که می‌گویند سوگند به خدا، پروردگارمان که ما مشرک نبودیم‌///سپس پاسخ و عذر آنها، چیزی جز این نیست که می‌گویند: «به خداوندی که پروردگار ماست سوگند که ما مشرک نبودیم!»///پس نبود نیرنگ آنان جز آنکه گفتند به خدا سوگند پروردگار ما که نبودیم شرک‌ورزندگان‌///سپس آشوب آتشبارشان (آشوبگریشان) جز این نبوده است که گفتند: «به خدا -پروردگارمان- سوگند که ما مشرک نبوده‌ایم.» quran_en_fa Behold! how they lie against their own souls! But the (lie) which they invented will leave them in the lurch. با تأمل بنگر که چگونه بر خود دروغ می‌بندند؛ وآنچه را به دروغ شریک خدا می‌دانستند از دستشان رفت وگم شد.///با تأمل بنگر که چگونه بر خود دروغ می‌بندند؛ وآنچه را به دروغ شریک خدا می‌دانستند از دستشان رفت وگم شد.///بنگر که چگونه بر خود دروغ بستند و آن دروغها که ساخته بودند ناچیز گردید.///بنگر که چگونه به خود دروغ گفتند و آنچه مى‌بافتند از [دست‌] آنها بر باد رفت///ببین، چگونه به خود دروغ مى‌گویند و آنچه برمى‌بافتند از ایشان یاوه شد.///بنگر که چگونه علیه خود دروغ گفتند و آنچه به دروغ و افترا به خدا نسبت مى‌دادند، از دستشان رفت.///بنگر که چگونه بر خود دروغ بستند و آنچه به دروغ به خدا بسته و شریک قرار می‌دادند همه از دست آنها رفت و محو و نابود شد.///بنگر چگونه بر خود دروغ می‌بندند و بر ساخته‌هایشان بر باد رفته است‌///ببین چگونه به خودشان (نیز) دروغ می‌گویند، و آنچه را بدروغ همتای خدا می‌پنداشتند، از دست می‌دهند!///بنگر چگونه دروغ گفتند بر خویشتن و گم شد از ایشان آنچه بودند دروغ می‌بستند///بنگر، چگونه بر زیان خودهاشان دروغ گفتند و آنچه به گزاف (به خدا) نسبت می‌داده‌اند از ایشان گم شد. quran_en_fa Of them there are some who (pretend to) listen to thee; but We have thrown veils on their hearts, So they understand it not, and deafness in their ears; if they saw every one of the signs, not they will believe in them; in so much that when they come to thee, they (but) dispute with thee; the Unbelievers say: "These are nothing but tales of the ancients." گروهی از آنان به سخنانت گوش می‌دهند، و ما [به کیفر لجاجت وکفرشان] بر دل هایشان پوشش هایی قرار دادیم که آن را نفهمند، و در گوش هایشان سنگینی نهادیم [تا نشنوند]. و اگر همه نشانه‌های حق را ببینند باز هم به آن ایمان نمی‌آورند؛ تا آنجا که وقتی به محضرت می‌آیند با تو مجادله وستیزه می‌کنند، کافران [از روی لجاجت وعناد] می‌گویند: این [قرآن] جز افسانه‌های پیشینیان نیست.///گروهی از آنان به سخنانت گوش می‌دهند، و ما [به کیفر لجاجت وکفرشان] بر دل هایشان پوشش هایی قرار دادیم که آن را نفهمند، و در گوش هایشان سنگینی نهادیم [تا نشنوند]. و اگر همه نشانه‌های حق را ببینند باز هم به آن ایمان نمی‌آورند؛ تا آنجا که وقتی به محضرت می‌آیند با تو مجادله وستیزه می‌کنند، کافران [از روی لجاجت وعناد] می‌گویند: این [قرآن] جز افسانه‌های پیشینیان نیست.///بعضى از آنها به سخن تو گوش مى‌دهند ولى ما بر دلهایشان پرده‌ها افکنده‌ایم تا آن را درنیابند و گوشهایشان را سنگین کرده‌ایم. و هر معجزه‌اى را که بنگرند بدان ایمان نمى‌آورند. و چون نزد تو آیند، با تو به مجادله پردازند. کافران مى‌گویند که اینها چیزى جز اساطیر پیشینیان نیست.///و از ایشان کسانى هستند که به [ظاهر] به تو گوش مى‌دهند، و ما بر دل‌هایشان سرپوش قرار داده‌ایم که فهم آن نکنند و در گوششان سنگینى نهاده‌ایم. و اگر تمام نشانه‌هاى حق را ببینند باز به آن ایمان نمى‌آورند، تا جایى که چون نزد تو آیند که با تو جدال کنند، کاف///و برخى از آنان به تو گوش فرا مى‌دهند، و [لى‌] ما بر دلهایشان پرده‌ها افکنده‌ایم تا آن را نفهمند، و در گوشهایشان سنگینى [قرار داده‌ایم‌]. و اگر هر معجزه‌اى را ببینند به آن ایمان نمى‌آورند. تا آنجا که وقتى نزد تو مى‌آیند و با تو جدال مى‌کنند، کسانى که کفر ورزیدند، مى‌گویند: «این [کتاب‌] چیزى جز افسانه‌هاى پیشینیان نیست.»///بعضى از آنها کسانى هستند که [به ظاهر] به سخن تو گوش مى‌دهند، ولى ما بر دل‌هایشان پرده‌هایى قرار داده‌ایم تا آن را نفهمند و در گوش‌هایشان [نسبت به شنیدن حق] سنگینى قرار دادیم و آنان به قدرى لجوجند که اگر هر آیه و معجزه‌اى را ببینند، باز هم به آن ایمان نمى‌آورند، تا آنجا که چون نزد تو آیند، با تو جدال مى‌کنند. و کسانى که کافر شدند، مى‌گویند: «این نیست جز افسانه‌هاى پیشینیان.»///و بعضی از آنان به سخن تو گوش فرا دارند، ولی ما پرده بر دلهاشان نهاده‌ایم که فهم آن نتوانند کرد و در گوشهای آنها سنگینی نهاده‌ایم، و اگر همه آیات الهی را مشاهده کنند باز بدان ایمان نمی‌آورند تا آنجا که چون نزد تو آیند در مقام مجادله بر آمده، آن کافران گویند: این آیات چیزی جز افسانه‌های پیشینیان نیست.///و از ایشان کسانی هستند که [به ظاهر] به تو گوش می‌دهند، و ما بر دلهایشان پرده‌هایی کشیده‌ایم که آن را درنیابند و در گوش آنان سنگینی‌ای نهاده‌ایم، و اگر هر معجزه‌ای ببینند به آن ایمان نمی‌آورند، و چون به نزد تو آیند با تو مجادله می‌کنند و کافران می‌گویند این جز افسانه‌های پیشینیان نیست‌///پاره‌ای از آنها به (سخنان) تو، گوش فرامی‌دهند؛ ولی بر دلهای آنان پرده‌ها افکنده‌ایم تا آن را نفهمند؛ و در گوش آنها، سنگینی قرار داده‌ایم. و (آنها بقدری لجوجند که) اگر تمام نشانه‌های حق را ببینند، ایمان نمی‌آورند؛ تا آنجا که وقتی به سراغ تو می‌آیند که با تو پرخاشگری کنند، کافران می‌گویند: «اینها فقط افسانه‌های پیشینیان است!»///و از ایشان است آنکه گوش فرا می‌دهد بسوی تو و قرار دادیم بر دلهای ایشان پرده‌هائی از آنکه دریابندش و در گوشهای ایشان سنگینی و اگر بینند هر آیتی را ایمان نیارند بدان تا گاهی که آیندت ستیزه‌کنان با تو گویند آنان که کفر ورزیدند نیست این جز افسانه‌های پیشینیان‌///و برخی از آنان سوی تو گوش فرا می‌دارند، در حالی‌که ما بر دل‌هایشان پرده‌هایی افکندیم، تا آن را نفهمند و در گوش‌هایشان سنگینی (قرار داده‌ایم) و اگر هر (گونه) نشانه‌ای را ببینند به آن ایمان نمی‌آورند، تا هنگامی که نزد تو می‌آیند (و) با تو جدال می‌کنند. کسانی که کفر ورزیدند، گویند: «این (کتاب) چیزی جز افسانه‌ها، نوشته‌ها و بافته‌های پیشینیان نیست.» quran_en_fa Others they keep away from it, and themselves they keep away; but they only destroy their own souls, and they perceive it not. و آنان دیگران را [از توجه به قرآن] بازمی دارند و خود نیز از آن دور می‌شوند، اینان جز خود را به هلاکت نمی‌اندازند، و [این خطر را] درک نمی‌کنند.///و آنان دیگران را [از توجه به قرآن] بازمی دارند و خود نیز از آن دور می‌شوند، اینان جز خود را به هلاکت نمی‌اندازند، و [این خطر را] درک نمی‌کنند.///اینان مردم را از پیامبر بازمى‌دارند و خود از او کناره مى‌جویند و حال آنکه نمى‌دانند که تنها خویشتن را به هلاکت مى‌رسانند.///و آنان [مردم را] از آن باز مى‌دارند و [خود نیز] از آن دور مى‌شوند، ولى جز خودشان را هلاک نمى‌کنند و نمى‌دانند///و آنان [مردم را] از آن باز مى‌دارند و [خود نیز] از آن دورى مى‌کنند، و [لى‌] جز خویشتن را به هلاکت نمى‌افکنند و نمى‌دانند.///و آنان، مردم را از آن [پیامبر و قرآن] بازمى‌دارند. و خود نیز از آن دور و محروم مى‌شوند، [ولى بدانند که] جز خودشان را هلاک نمى‌سازند، و [لى] نمى‌فهمند.///همین کسانند که هم مردم را از (فیض) آن منع می‌کنند و هم خود را محروم می‌دارند و غافل از آنند که تنها خود را به هلاکت می‌افکنند.///و ایشان [دشمنان را] از او [پیامبر] دور می‌دارند ولی خود نیز از او دور می‌مانند، جز خود را به نابودی نمی‌اندازند ولی نمی‌دانند///آنها دیگران را از آن بازمی‌دارند؛ و خود نیز از آن دوری می‌کنند؛ آنها جز خود را هلاک نمی‌کنند، ولی نمی‌فهمند!///و ایشان نهی کنند از آن و دوری گزینند از آن و نابود نکنند جز خویشتن را و نمی‌دانند///حال آنکه آنان (مکلفان را) از آن باز می‌دارند و (خود نیز) از آن دوری می‌کنند و جز خویشتن را به هلاکت نمی‌افکنند و باریک‌بینی نمی‌کنند. quran_en_fa If thou couldst but see when they are confronted with the Fire! They will say: "Would that we were but sent back! Then would we not reject the signs of our Lord, but would be amongst those who believe!" اگر هنگامی که آنان را بر آتش [دوزخ] نگه داشته‌اند ببینی [حالتی ذلت بار و وضعی هول انگیز می‌بینی] می‌گویند: ای کاش به دنیا بازگردانده می‌شدیم، و در آنجا آیات پروردگارمان را تکذیب نمی‌کردیم، و از مؤمنان می‌شدیم.///اگر هنگامی که آنان را بر آتش [دوزخ] نگه داشته‌اند ببینی [حالتی ذلت بار و وضعی هول انگیز می‌بینی] می‌گویند: ای کاش به دنیا بازگردانده می‌شدیم، و در آنجا آیات پروردگارمان را تکذیب نمی‌کردیم، و از مؤمنان می‌شدیم.///اگر آنها را در آن روز که در برابر آتش نگاهشان داشته‌اند بنگرى، مى‌گویند: اى کاش ما را باز گردانند تا آیات پروردگارمان را تکذیب نکنیم و از مؤمنان باشیم.///و کاش آنها را هنگامى که برابر آتش نگاه داشته مى‌شوند مى‌دیدى که مى‌گویند: اى کاش بازگردانده مى‌شدیم و دیگر آیات پروردگار خویش را انکار نمى‌کردیم و از مؤمنان مى‌شدیم///و اى کاش [منکران را] هنگامى که بر آتش عرضه مى‌شوند، مى‌دیدى که مى‌گویند: «کاش بازگردانده مى‌شدیم و [دیگر] آیات پروردگارمان را تکذیب نمى‌کردیم و از مؤمنان مى‌شدیم.»///و اگر آنان را، آن هنگام که بر لبه‌ى آتش [دوزخ] نگه داشته شده‌اند، ببینى، پس مى‌گویند: «اى کاش [بار دیگر به دنیا] بازگردانده شویم و آیات پروردگارمان را تکذیب نکنیم و از مؤمنان [واقعى] باشیم.»///و اگر ببینی حال آنها را هنگامی که بر آتش دوزخشان بازدارند که در آن حال (با نهایت حسرت) گویند: ای کاش ما را به دنیا باز می‌گردانیدند تا دیگر آیات خدا را تکذیب نکرده و ایمان می‌آوردیم!///و اگر آنان را بینی که بر آتش دوزخ بداشته‌اند [شگرفیها خواهی دید] و گویند کاش ما را باز می‌گرداندند و دیگر آیات پروردگارمان را انکار نمی‌کردیم و از مؤمنان می‌شدیم‌///کاش (حال آنها را) هنگامی که در برابر آتش (دوزخ) ایستاده‌اند، ببینی! می‌گویند: ای کاش (بار دیگر، به دنیا) بازگردانده می‌شدیم، و آیات پروردگارمان را تکذیب نمی‌کردیم، و از مؤمنان می‌بودیم!///و ای کاش می‌دیدی گاهی را که بازداشت شدند بر آتش گفتند کاش برگردانیده می‌شدیم و دروغ نمی‌شمردیم آیتهای پروردگار خود را و می‌شدیم از مؤمنان‌///و کاش اینان را - هنگامی که بر آتش بازداشت شدند - ببینی. پس گویند: «کاش ما باز گردانده می‌شدیم و (تا دیگر) با آیات پروردگارمان (همان‌ها و او را) تکذیب نکنیم و از مؤمنان باشیم.» quran_en_fa Yea, in their own (eyes) will become manifest what before they concealed. But if they were returned, they would certainly relapse to the things they were forbidden, for they are indeed liars. [ولی آرزوی آنان از روی صدق و راستی نیست] بلکه آنچه [از حقانیت توحید و نبوت و معاد] پیش از این پنهان می‌داشتند برای آنان آشکار شده [که این گونه آرزو می‌کنند]، و اگر به دنیا بازگردانده شوند، یقینا به کفر و شرکی که از آن نهی شده‌اند بازمی گردند؛ و مسلما آنان دروغگویند.///[ولی آرزوی آنان از روی صدق و راستی نیست] بلکه آنچه [از حقانیت توحید و نبوت و معاد] پیش از این پنهان می‌داشتند برای آنان آشکار شده [که این گونه آرزو می‌کنند]، و اگر به دنیا بازگردانده شوند، یقینا به کفر و شرکی که از آن نهی شده‌اند بازمی گردند؛ و مسلما آنان دروغگویند.///نه، آنچه را که از این پیش پوشیده مى‌داشتند اکنون برایشان آشکار شده، اگر آنها را به دنیا بازگردانند، باز هم به همان کارها که منعشان کرده بودند باز مى‌گردند. اینان دروغگویانند.///[چنین نیست‌] بلکه آنچه در گذشته پنهان مى‌داشتند بر آنان آشکار شده، و اگر هم بازگردانده شوند، بى‌شک به همانچه از آن نهى شده بودند، بر مى‌گردند، و بى‌تردید ایشان دروغگویند/// [ولى چنین نیست‌] بلکه آنچه را پیش از این نهان مى‌داشتند، براى آنان آشکار شده است. و اگر هم بازگردانده شوند قطعا به آنچه از آن منع شده بودند برمى‌گردند و آنان دروغگویند.///[چنین نیست،] بلکه آنچه قبلا [در دنیا] پنهان مى‌کردند، [در آن روز] برایشان آشکار شده و اگر آنان به دنیا بازگردانده شوند، بى‌گمان باز هم به آنچه از آن نهى شده‌اند، بازمى‌گردند. و آنان قطعا دروغگویانند.///بلکه (وبال) آنچه پیش از این پنهان می‌داشتند بر آنها آشکار شده و اگر بار دیگر هم (به دنیا) برگردند باز همان اعمال زشتی را که از آن نهی شدند اعاده خواهند کرد، و آنان دروغ می‌گویند.///آری آنچه در گذشته پنهان می‌داشتند بر آنان آشکار شد و اگر باز گردانده می‌شدند، بی‌شک به همانچه از آن نهی شده بودند، بر می‌گشتند و آنان دروغگو هستند///(آنها در واقع پشیمان نیستند،) بلکه اعمال و نیاتی را که قبلا پنهان می‌کردند، در برابر آنها آشکار شده (و به وحشت افتاده‌اند). و اگر بازگردند، به همان اعمالی که از آن نهی شده بودند بازمی‌گردند؛ آنها دروغگویانند.///بلکه آشکار شد برای ایشان آنچه پنهان کرده بودند از پیش و اگر بازگردانیده شوند همانا برگردند بدانچه نهی شدند از آن و هر آینه آنانند دروغگویان‌///بلکه آنچه را پیش از آن نهان می‌داشته‌اند، برایشان آشکار شد و اگر (هم) بازگردانده شوند، حتما به آنچه از آن منع شده بودند بر می‌گردند و بی‌گمان آنان همان دروغگویانند. quran_en_fa And they (sometimes) say: "There is nothing except our life on this earth, and never shall we be raised up again." و [زمانی که در دنیا بودند] گفتند: جز این زندگی دنیای ما زندگی دیگری نیست و [پس از مرگ] برانگیخته نخواهیم شد.///و [زمانی که در دنیا بودند] گفتند: جز این زندگی دنیای ما زندگی دیگری نیست و [پس از مرگ] برانگیخته نخواهیم شد.///و گفتند: جز این زندگى دنیوى ما هیچ نیست و ما دیگر بار زنده نخواهیم شد.///و گفتند: ما را حیاتى جز همین زندگى دنیوى نیست و ما زنده شدنى نیستیم///و گفتند: «جز زندگى دنیاى ما [زندگى دیگرى‌] نیست و برانگیخته نخواهیم شد.»///و گفتند: «جز زندگى دنیوى ما، هیچ زندگى دیگرى نیست و ما [پس از مرگ] برانگیحته نمی‌شویم.»///و کافران گفتند: جز همین زندگی دنیایی ما دیگر زندگی دیگری نخواهد بود و ما هرگز (بعد از مرگ) زنده نخواهیم شد.///و می‌گفتند حیاتی جز همین زندگی دنیویمان در کار نیست و ما برانگیختنی نیستیم‌///آنها گفتند: «چیزی جز این زندگی دنیای ما نیست؛ و ما هرگز برانگیخته نخواهیم شد!»///گفتند نیست آن جز زندگانی دنیای ما و نیستیم ما برانگیختگان‌///و گفتند: «(زندگی) جز زندگی دنیای ما نیست و ما (از) برانگیخته شوندگان نیستیم.» quran_en_fa If thou couldst but see when they are confronted with their Lord! He will say: "Is not this the truth?" They will say: "Yea, by our Lord!" He will say: "Taste ye then the penalty, because ye rejected Faith." و اگر ببینی هنگامی که در پیشگاه پروردگارشان بازداشته شوند [وضعی شگفت انگیز می‌بینی]، خدا می‌فرماید: آیا این [برانگیخته شدن و زنده گشتن پس از مرگ] حق نیست؟ می‌گویند: سوگند به پروردگارمان حق است. [خدا] می‌فرماید: پس به کیفر آنکه کفر می‌ورزیدید، این عذاب را بچشید.///و اگر ببینی هنگامی که در پیشگاه پروردگارشان بازداشته شوند [وضعی شگفت انگیز می‌بینی]، خدا می‌فرماید: آیا این [برانگیخته شدن و زنده گشتن پس از مرگ] حق نیست؟ می‌گویند: سوگند به پروردگارمان حق است. [خدا] می‌فرماید: پس به کیفر آنکه کفر می‌ورزیدید، این عذاب را بچشید.///و اگر ببینى آن هنگام را که در برابر پروردگارشان ایستاده‌اند، خدا مى‌گوید: آیا این به حق نبود؟ گویند: آرى، سوگند به پروردگارمان. گوید: به کیفر آنکه کافر بوده‌اید عذاب خدا را بچشید.///و اگر مى‌دیدى آن‌گاه را که ایشان در پیشگاه پروردگارشان نگاه داشته شوند [به آنها گوید:] آیا این [برانگیخته شدن‌] حق نیست؟ گویند: چرا، سوگند به پروردگارمان. گوید: پس به خاطر انکارى که مى‌کردید عذاب را بچشید///و اگر بنگرى هنگامى را که در برابر پروردگارشان باز داشته مى‌شوند. [خدا] مى‌فرماید: «آیا این حق نیست؟» مى‌گویند: «چرا، سوگند به پروردگارمان [که حق است‌].» مى‌فرماید: «پس به [کیفر] آنکه کفر مى‌ورزیدید، این عذاب را بچشید.»///و اگر ببینى آن­گاه که در برابر پروردگارشان بازداشته شده‌اند، [خدا] مى‌فرماید: «آیا این [رستاخیز،] حق نیست؟» مى‌گویند: «آری! به پروردگارمان سوگند [که حق است].» او مى‌فرماید: «پس به کیفر کفرورزى‌هایتان، عذاب را بچشید.»///و اگر سختی حال آنها را آن‌گاه که در پیشگاه (عدل) خدا بازداشته شوند مشاهده کنی! که خدا به آنها خطاب کند: آیا این (عذاب قیامت) حق نبود؟ جواب دهند: چرا، سوگند به ذات پروردگارمان (که حق بود) پس خدا گوید که اینک عذاب را به کیفر کفرتان بچشید.///و اگر بنگری آنگاه که ایشان را در پیشگاه پروردگارشان نگاه داشته‌اند [به آنان‌] گوید آیا این حق نیست؟ گویند چرا سوگند به پروردگارمان گوید پس به خاطر کفری که می‌ورزیدید عذاب را بچشید///اگر آنها را به هنگامی که در پیشگاه پروردگارشان ایستاده‌اند، ببینی! (به آنها) می‌گوید: «آیا این حق نیست؟» می‌گویند: «آری، قسم به پروردگارمان (حق است!)» می‌گوید: «پس مجازات را بچشید به سزای آنچه انکار می‌کردید!»///و کاش می‌دیدی گاهی را که بازداشت شدند پیشگاه پروردگارشان گوید آیا نیست این به حق گویند بلی سوگند به پروردگار ما گوید پس بچشید عذاب را بدانچه بودید کفر می‌ورزیدید///و کاش بنگری چون برابر پروردگارشان بازداشت شدند و (خدا) فرمود: «آیا این حق نیست‌؟» گفتند: «آری، سوگند به پروردگارمان.» گفت: «پس به (سزای) آنچه کفر می‌ورزیدید، (این) عذاب را بچشید.» quran_en_fa Lost indeed are they who treat it as a falsehood that they must meet Allah,- until on a sudden the hour is on them, and they say: "Ah! woe unto us that we took no thought of it"; for they bear their burdens on their backs, and evil indeed are the burdens that they bear? کسانی که دیدار [پاداش و مقام قرب] خدا را تکذیب کردند، یقینا دچار زیان شدند. تا هنگامی که قیامت به طور ناگهان و غافل گیرانه به آنان رسد، می‌گویند: ای بر ما دریغ و افسوس که نسبت به تکالیف و وظایف شرعی خود کوتاهی کردیم. و آنان بار سنگین گناهانشان را بر دوش می‌کشند؛ آگاه باشید! بد باری است که بر دوش خواهند کشید.///کسانی که دیدار [پاداش و مقام قرب] خدا را تکذیب کردند، یقینا دچار زیان شدند. تا هنگامی که قیامت به طور ناگهان و غافل گیرانه به آنان رسد، می‌گویند: ای بر ما دریغ و افسوس که نسبت به تکالیف و وظایف شرعی خود کوتاهی کردیم. و آنان بار سنگین گناهانشان را بر دوش می‌کشند؛ آگاه باشید! بد باری است که بر دوش خواهند کشید.///زیان کردند آنهایى که دیدار با خدا را دروغ پنداشتند. و چون قیامت به ناگهان فرا رسد، گویند: اى حسرتا بر ما به خاطر تقصیرى که کردیم. اینان بار گناهانشان را بر پشت مى‌کشند. هان، چه بد بارى را بر دوش مى‌کشند.///کسانى که لقاى خدا را دروغ شمردند قطعا زیان کردند و چون رستاخیز ناگهان بر آنها در آید، گویند: اى دریغ بر ما از آن کوتاهى که در [دنیا] کردیم. و اینان بار گناهان خود را به دوش مى‌کشند. وه، چه بد بارى مى‌کشند///کسانى که لقاى الهى را دروغ انگاشتند قطعا زیان دیدند. تا آنگاه که قیامت بناگاه بر آنان دررسد، مى‌گویند: «اى دریغ بر ما، بر آنچه در باره آن کوتاهى کردیم.» و آنان بار سنگین گناهانشان را به دوش مى‌کشند. چه بد است بارى که مى‌کشند.///قطعا کسانى که دیدار خداوند [در قیامت] را تکذیب کردند، زیانکار شدند. همین که ساعت موعود، ناگهان به سراغشان آید، در حالى که بار سنگین گناهان خویش را بر پشتشان می‌کشند، می‌گویند: «دریغا از آن کوتاهى‌ها که در دنیا کرده‌ایم!» آگاه باشید که چه بد بارى است آنچه به دوش مى‌کشند!///آنان که لقاء خدا را تکذیب کردند البته زیانکار شدند، تا آن گاه که ساعت قیامت ناگهان آنها را فرا رسد گویند: دریغا که در این باره کوتاهی کردیم! پس بار گناهان خویش را بر پشت گیرند. زنهار که بد بار گرانی به دوش می‌گیرند.///کسانی که لقای الهی را دروغ انگاشتند، زیانکار شدند، و آنگاه که قیامت بناگهان فرارسد، گویند دریغ بر ما که چه بسیار غفلت و قصور کردیم، و اینان بار گناهانشان را به دوش کشند، آری چه بد است آنچه بر دوش کشند///آنها که لقای پروردگار را تکذیب کردند، مسلما زیان دیدند؛ (و این تکذیب، ادامه می‌یابد) تا هنگامی که ناگهان قیامت به سراغشان بیاید؛ می‌گویند: «ای افسوس بر ما که درباره آن، کوتاهی کردیم!» و آنها (بار سنگین) گناهانشان را بر دوش می‌کشند؛ چه بد باری بر دوش خواهند داشت!///همانا آیان کردند آنان که دروغ شمردند ملاقات خدا را تا گاهی که بیامدشان قیامت ناگهان گفتند دریغ ما را بدانچه کوتاهی کردیم در آن و حمل کنند بارهای خود را بر پشتهای خویش چه زشت است آنچه بار برمی‌دارند///کسانی که به لقای الهی تکذیب کردند، همواره زیان دیدند، تا آن‌گاه که ساعت [: قیامت] به ناگاه آنان را در رسد، گویند: «دریغا بر ما، بر آنچه (درباره‌اش) کوتاهی کردیم.» حال آنکه آنان بار سنگین گناهانشان را بر پشت‌هایشان می‌کشند؛ هان! چه بد است باری که می‌کشند. quran_en_fa What is the life of this world but play and amusement? But best is the home in the hereafter, for those who are righteous. Will ye not then understand? و زندگی دنیا [بدون ایمان و عمل صالح] بازی و سرگرمی است، و یقینا سرای آخرت برای آنان که همواره پرهیزکاری می‌کنند، بهتر است. آیا نمی‌اندیشید؟///و زندگی دنیا [بدون ایمان و عمل صالح] بازی و سرگرمی است، و یقینا سرای آخرت برای آنان که همواره پرهیزکاری می‌کنند، بهتر است. آیا نمی‌اندیشید؟///و زندگى دنیا چیزى جز بازیچه و لهو نیست و پرهیزگاران را سراى آخرت بهتر است. آیا به عقل نمى‌یابید؟///و زندگى دنیا جز بازیچه و سرگرمى نیست، و قطعا سراى آخرت براى کسانى که پرهیزکارى کنند بهتر است، پس آیا نمى‌اندیشید///و زندگى دنیا جز بازى و سرگرمى نیست، و قطعا سراى بازپسین براى کسانى که پرهیزگارى مى‌کنند بهتر است. آیا نمى‌اندیشید؟///و زندگى دنیا جز بازى و سرگرمى نیست. و البته خانه‌ى آخرت، براى تقواپیشگان بهتر است. آیا نمى‌اندیشید؟///و زندگی دنیا جز بازی و هوسرانی هیچ نیست و همانا سرای دیگر برای اهل تقوا نیکوتر است، آیا تعقل نمی‌کنید؟///و زندگانی دنیا جز بازیچه و سرگرمی نیست، و سرای آخرت برای پرهیزگاران بهتر است، آیا نمی‌اندیشید؟///زندگی دنیا، چیزی جز بازی و سرگرمی نیست! و سرای آخرت، برای آنها که پرهیزگارند، بهتر است! آیا نمی‌اندیشید؟!///و نیست زندگانی دنیا جز بازیچه و هوسرانی و همانا خانه آخرت است بهتر برای آنان که پرهیزکاری کنند آیا به خرد نمی‌آیید///و (این) پست‌ترین و نزدیکترین زندگی [: دنیا] جز بازیچه و بازدارنده‌ای (از حق‌) نیست و سرای واپسین همواره برای کسانی که پرهیزگاری می‌کنند بهتر است‌. آیا پس خردورزی نمی‌کنید؟ quran_en_fa We know indeed the grief which their words do cause thee: It is not thee they reject: it is the signs of Allah, which the wicked contemn. آنچه را کافران و مشرکان [بر ضد قرآن و تو] می‌گویند می‌دانیم که تو را غمگین می‌کند. پس آنان تو را تکذیب نمی‌کنند، بلکه ستمکاران آیات خدا را تکذیب می‌نمایند.///آنچه را کافران و مشرکان [بر ضد قرآن و تو] می‌گویند می‌دانیم که تو را غمگین می‌کند. پس آنان تو را تکذیب نمی‌کنند، بلکه ستمکاران آیات خدا را تکذیب می‌نمایند.///مى‌دانیم که سخنشان تو را اندوهگین مى‌سازد، ولى اینان تنها تو را تکذیب نمى‌کنند؛ بلکه این ستمکاران سخن خدا را انکار مى‌کنند.///ما نیک مى‌دانیم که آنچه ایشان مى‌گویند تو را [سخت‌] غمگین مى‌کند ولى در واقع آنها تو را تکذیب نمى‌کنند، بلکه ظلم پیشگان آیات خدا را انکار مى‌کنند///به یقین، مى‌دانیم که آنچه مى‌گویند تو را سخت غمگین مى‌کند. در واقع آنان تو را تکذیب نمى‌کنند، ولى ستمکاران آیات خدا را انکار مى‌کنند.///البته ما مى‌دانیم که آنچه مى‌گویند، تو را اندوهناک مى‌کند، [ولى غم مخور و بدان که] آنان [در واقع] تو را تکذیب نمى‌کنند، بلکه ستمگران، آیات خدا را انکار مى‌کنند.///ما به تحقیق می‌دانیم که کافران در تکذیب تو سخنانی می‌گویند که تو را افسرده و غمگین می‌سازد. (دل شاد دار) که آن ستمکاران نه تو را تکذیب می‌کنند بلکه آیات خدا را انکار می‌کنند.///نیک می‌دانیم که آنچه ایشان می‌گویند اندوهگینت می‌کند، بدان که ایشان تو را دروغگو نمی‌انگارند بلکه کفرپیشگان آیات الهی را انکار می‌کنند///ما می‌دانیم که گفتار آنها، تو را غمگین می‌کند؛ ولی (غم مخور! و بدان که) آنها تو را تکذیب نمی‌کنند؛ بلکه ظالمان، آیات خدا را انکار می‌نمایند.///همانا دانیم که اندوهگینت کند آنچه گویند و هر آینه تکذیب نمی‌کنند تو را و لیکن ستمگران به آیتهای خدا انکار همی ورزند///به‌راستی، می‌دانیم که آنچه می‌گویند همانا تو را بسی سخت غمگین می‌کند. پس در واقع آنان تو را تکذیب نمی‌کنند، ولی (این) ستمکاران با آیات خدا (همان‌ها و او را) انکار می‌کنند. quran_en_fa Rejected were the messengers before thee: with patience and constancy they bore their rejection and their wrongs, until Our aid did reach them: there is none that can alter the words (and decrees) of Allah. Already hast thou received some account of those messengers. مسلما پیش از تو رسولانی تکذیب شدند [و مورد آزار قرار گرفتند] و بر تکذیب و آزاری که دیدند، شکیبایی ورزیدند تا یاری ما به آنان رسید، [تو نیز شکیبایی کن تا یاری ما به تو برسد. این سنت خداست،] و سنت‌های خدا را تغییر دهنده‌ای نیست. و قطعا بخشی از سرگذشت پیامبران [در آیاتی که پیش از این نازل شده] به تو رسیده است.///مسلما پیش از تو رسولانی تکذیب شدند [و مورد آزار قرار گرفتند] و بر تکذیب و آزاری که دیدند، شکیبایی ورزیدند تا یاری ما به آنان رسید، [تو نیز شکیبایی کن تا یاری ما به تو برسد. این سنت خداست،] و سنت‌های خدا را تغییر دهنده‌ای نیست. و قطعا بخشی از سرگذشت پیامبران [در آیاتی که پیش از این نازل شده] به تو رسیده است.///پیامبرانى را هم که پیش از تو بودند تکذیب کردند ولى آنها بر آن تکذیب و آزار صبر کردند تا یارى ما فرا رسیدشان. و سخنان خدا را تغییردهنده‌اى نیست. و هر آینه پاره‌اى از اخبار پیامبران بر تو نازل شده است.///بى‌تردید، پیش از تو نیز پیامبرانى تکذیب شدند، ولى بر آنچه تکذیب شدند و آزار دیدند صبر کردند تا نصرت ما به ایشان رسید. و سخنان خداوند را تغییر دهنده‌اى نیست، و البته از اخبار پیامبران به تو رسیده است///و پیش از تو نیز پیامبرانى تکذیب شدند، ولى بر آنچه تکذیب شدند و آزار دیدند شکیبایى کردند تا یارى ما به آنان رسید، و براى کلمات خدا هیچ تغییردهنده‌اى نیست. و مسلما اخبار پیامبران به تو رسیده است.///و پیش از تو نیز پیامبرانى تکذیب شدند، لیکن در برابر آنچه تکذیب شدند و آزار دیدند، صبر کردند، تا یارى ما به آنان رسید. [تو نیز چنین باش؛ زیرا] براى کلمات [و سنت‌هاى] خداوند، تغییردهنده‌اى نیست. قطعا از اخبار پیامبران براى تو آمده است [و با سرگذشت آنان آشنایى].///و همانا پیغمبران پیش از تو را هم تکذیب کردند و آنها بر همه تکذیبها و اذیت‌های منکران صبر و تحمل کردند تا آن گاه که یاری ما شامل حال آنها شد. و (دل قوی‌دار که) هیچ کس کلمات خدا را تغییر نتواند داد و تحقیقا اخبار پیغمبران پیش به تو رسیده است.///و پیامبران پیش از تو نیز دروغگو انگاشته شدند، ولی بر آن انکار و آزاری که دیدند شکیبایی‌ورزیدند تا یاری ما به دادشان رسید، و کلمات الهی دگرگون‌کننده‌ای ندارد و به راستی اخبار پیامبران به تو رسیده است‌///پیش از تو نیز پیامبرانی تکذیب شدند؛ و در برابر تکذیبها، صبر و استقامت کردند؛ و (در این راه،) آزار دیدند، تا هنگامی که یاری ما به آنها رسید. (تو نیز چنین باش! و این، یکی از سنتهای الهی است؛) و هیچ چیز نمی‌تواند سنن خدا را تغییر دهد؛ و اخبار پیامبران به تو رسیده است.///و همانا تکذیب شدند پیمبرانی پیش از تو پس شکیبا شدند بر آنچه تکذیب شدند و آزار کشیدند تا رسیدشان یاری ما و نیست برگرداننده برای سخنان خدا و همانا رسیده است تو را از داستان پیمبران‌///و بی‌گمان پیش از تو نیز پیامبرانی بسی تکذیب شدند، پس بر آنچه تکذیب شدند و آزار دیدند شکیبایی کردند، تا یاری ما به آنان در رسید. و برای کلمات خدا هیچ تبدیل‌کننده‌ای نیست و همانا برخی از اخبار مهم پیامبران به‌راستی به تو رسیده است. quran_en_fa If their spurning is hard on thy mind, yet if thou wert able to seek a tunnel in the ground or a ladder to the skies and bring them a sign,- (what good?). If it were Allah's will, He could gather them together unto true guidance: so be not thou amongst those who are swayed by ignorance (and impatience)! و اگر روی گرداندن آنان [از قرآن و نبوت] بر تو سنگین و دشوار است، اگر بتوانی نقبی در زمین، یا نردبانی برای راه یافتن در آسمان بجویی تا [از عمق زمین و پهنه آسمان] معجزه‌ای دیگر [غیر قرآن] برای آنان بیاوری [این کار را انجام ده ولی آنها ایمان نمی‌آورند]؛ و اگر خدا می‌خواست همه آنان را [به جبر و زور] به راه هدایت گرد می‌آورد؛ [ولی هدایت اجباری فاقد ارزش است] پس هرگز [نسبت به روحیات و اوصاف کافران لجوج که خواستار هدایت نیستند] از بی خبران مباش.///و اگر روی گرداندن آنان [از قرآن و نبوت] بر تو سنگین و دشوار است، اگر بتوانی نقبی در زمین، یا نردبانی برای راه یافتن در آسمان بجویی تا [از عمق زمین و پهنه آسمان] معجزه‌ای دیگر [غیر قرآن] برای آنان بیاوری [این کار را انجام ده ولی آنها ایمان نمی‌آورند]؛ و اگر خدا می‌خواست همه آنان را [به جبر و زور] به راه هدایت گرد می‌آورد؛ [ولی هدایت اجباری فاقد ارزش است] پس هرگز [نسبت به روحیات و اوصاف کافران لجوج که خواستار هدایت نیستند] از بی خبران مباش.///اگر اعراض کردن آنها بر تو گران است، خواهى نقبى در زمین بجوى یا نردبانى بر آسمان بنه تا معجزه‌اى برایشان بیاورى. اگر خدا بخواهد، همه را به راه راست برد. پس، از نادانان مباش.///و چنانچه اعراض آنها بر تو گران مى‌آید، پس اگر مى‌توانى نقبى در زمین یا نردبانى در آسمان فراهم آور تا معجزه‌اى [دیگر] بر آنان بیاورى [چنین کن‌]. و اگر خدا مى‌خواست آنها را [به اجبار] بر هدایت گرد مى‌آورد، پس زنهار از نادانان مباش///و اگر اعراض کردن آنان [از قرآن‌] بر تو گران است، اگر مى‌توانى نقبى در زمین یا نردبانى در آسمان بجویى تا معجزه‌اى [دیگر] برایشان بیاورى [پس چنین کن‌]، و اگر خدا مى‌خواست قطعا آنان را بر هدایت گرد مى‌آورد، پس زنهار از نادانان مباش.///و اگر اعراض و بى‌اعتنایى آن [کافر] ان بر تو سنگین است، [بدان که حتی] اگر بتوانى سوراخى در زمین یا نردبانى در آسمان بجویى، تا آیه‌اى برایشان بیاورى [باز هم ایمان نخواهند آورد] و اگر خدا خواسته بود، همه‌ى آنان را بر هدایت گرد مى‌آورد [ولى سنت الهى بر هدایت اجبارى نیست]، پس هرگز از جاهلان مباش.///و چنانچه انکار و اعتراض آنها تو را سخت و گران می‌آید اگر توانی نقبی در زمین بساز یا نردبانی بر آسمان برافراز تا آیتی بر آنها آوری! و اگر خدا می‌خواست همه را مجتمع بر هدایت می‌کرد؛ پس تو البته از جاهلان مباش.///و اگر رویگردانی آنان بر تو گران می‌آید، در صورتی که می‌توانی نقبی در زمین یا نردبانی در آسمان بجویی و برای آنان معجزه‌ای بیاوری [چنین کن‌] و اگر خداوند می‌خواست آنان را بر طریق هدایت فرا می‌آورد، پس از نادانان مباش‌///و اگر اعراض آنها بر تو سنگین است، چنانچه بتوانی نقبی در زمین بزنی، یا نردبانی به آسمان بگذاری (و اعماق زمین و آسمانها را جستجو کنی، چنین کن) تا آیه (و نشانه دیگری) برای آنها بیاوری! (ولی بدان که این لجوجان، ایمان نمی‌آورند!) اما اگر خدا بخواهد، آنها را (به اجبار) بر هدایت جمع خواهد کرد. (ولی هدایت اجباری، چه سودی دارد؟) پس هرگز از جاهلان مباش!///و اگر گران آید بر تو پشت کردن ایشان پس اگر توانی بیابی سوراخی در زمین یا نردبانی به آسمان پس بیاریشان آیتی و اگر می‌خواست خدا هر آینه گردشان می‌آورد بر هدایت پس نباش از نادانان‌///و گر چه اعراض کردن آنان بر تو گران است، پس اگر بتوانی رخنه‌ای در زمین یا نردبانی در آسمان بجویی، تا نشانه‌ای برایشان بیاوری (پس چنان کن). و اگر خدا می‌خواست حتما آنان را بر هدایت گرد می‌آورد؛ پس هرگز از نادانان مباش. quran_en_fa Those who listen (in truth), be sure, will accept: as to the dead, Allah will raise them up; then will they be turned unto Him. فقط کسانی [دعوتت را] پاسخ می‌دهند که [سخنانت را با دقت، تدبر، اندیشه و تفکر] می‌شنوند، [مشرکان و کافران لجوج، مردگانند] و خدا مردگان را [در قیامت] برمی انگیزد، آنگه [برای حسابرسی] به سوی او بازگردانده می‌شوند.///فقط کسانی [دعوتت را] پاسخ می‌دهند که [سخنانت را با دقت، تدبر، اندیشه و تفکر] می‌شنوند، [مشرکان و کافران لجوج، مردگانند] و خدا مردگان را [در قیامت] برمی انگیزد، آنگه [برای حسابرسی] به سوی او بازگردانده می‌شوند.///هرآینه تنها آنان که مى‌شنوند مى‌پذیرند. و مردگان را خدا زنده مى‌کند و سپس همه به نزد او بازگردانده مى‌شوند.///تنها کسانى [دعوت تو را] اجابت مى‌کنند که گوش شنوا دارند، [ولى اینها مردگانند] و مردگان را خداوند [در قیامت‌] بر مى‌انگیزد و سپس به سوى او بازگردانده مى‌شوند///تنها کسانى [دعوت تو را] اجابت مى‌کنند که گوش شنوا دارند، و [اما] مردگان را خداوند [در قیامت‌] بر خواهد انگیخت؛ سپس به سوى او بازگردانیده مى‌شوند.///تنها کسانى [دعوت تو را] مى‌پذیرند که گوش شنوا دارند و [آنان که نمى‌گروند،] مردگانى هستند که روز قیامت خداوند آنان را بر مى‌انگیزد و سپس همه به سوى او بازگردانده مى‌شوند.///-تنها زنده دلان عالم که گوش شنوا دارند اجابت می‌کنند، و مردگان را خدا برمی‌انگیزد، آن گاه خلایق به سوی حق بازگردانده می‌شوند.///فقط کسانی که گوش شنوا [ی حق‌] دارند، لبیک اجابت می‌گویند، و مردگان را خداوند بر می‌انگیزد، سپس [همگان‌] به سوی او بازگردانده می‌شوند///تنها کسانی (دعوت تو را) می‌پذیرند که گوش شنوا دارند؛ اما مردگان (و آنها که روح انسانی را از دست داده‌اند، ایمان نمی‌آورند؛ و) خدا آنها را (در قیامت) برمی‌انگیزد؛ سپس به سوی او، بازمی‌گردند.///جز این نیست که می‌پذیرند از تو آنان که می‌شنوند و مردگان را خدا برانگیزد سپس بسوی او بازگردانیده شوند///تنها کسانی (دعوت تو را) اجابت می‌کنند، که (سخن حق را) می‌شنوند. و (اما) مردگان را خدا (در قیامت) بر خواهد انگیخت، سپس تنها سوی او باز گردانیده می‌شوند. quran_en_fa They say: "Why is not a sign sent down to him from his Lord?" Say: "Allah hath certainly power to send down a sign: but most of them understand not. و [مرده دلان] گفتند: چرا معجزه‌ای از سوی پروردگارش [همانند معجزات پیامبران گذشته] بر او نازل نمی‌شود؟ بگو: یقینا خدا قدرت دارد که معجزه‌ای [نظیر آنچه آنان درخواست دارند] نازل کند، ولی [این گونه درخواست‌های نابجا به سبب این است که] بیشترشان [شرایط و موقعیت‌ها را] نمی‌دانند.///و [مرده دلان] گفتند: چرا معجزه‌ای از سوی پروردگارش [همانند معجزات پیامبران گذشته] بر او نازل نمی‌شود؟ بگو: یقینا خدا قدرت دارد که معجزه‌ای [نظیر آنچه آنان درخواست دارند] نازل کند، ولی [این گونه درخواست‌های نابجا به سبب این است که] بیشترشان [شرایط و موقعیت‌ها را] نمی‌دانند.///و گفتند: چرا معجزه‌اى از پروردگارش بر او نازل نشده؟ بگو: خدا قادر است که معجزه‌اى فرو فرستد. ولى بیشترینشان نمى‌دانند.///و گفتند: چرا معجزه‌اى [که ما مى‌خواهیم‌] از پروردگارش بر او نازل نمى‌شود؟ بگو: بى‌تردید خداوند قادر است که معجزه‌اى نازل کند، ولى اکثرشان نمى‌دانند///و گفتند: «چرا معجزه‌اى از جانب پروردگارش بر او نازل نشده است؟» بگو: «بى‌تردید، خدا قادر است که پدیده‌اى شگرف فرو فرستد، لیکن بیشتر آنان نمى‌دانند.»///و گفتند: «چرا بر او معجزه‌اى [که ما مى‌خواهیم] از سوى پروردگارش نازل نشده؟» بگو: «بى‌تردید خداوند قادر است که معجزه‌اى [را که مى‌خواهید] بیاورد؛ ولى بیشتر آنها نمى‌دانند.»///-و کافران گفتند: چرا بر او معجزه‌ای از خدا فرو نیامد؟ بگو: خدا بر اینکه آیتی فرستد قادر است، و لیکن بیشتر آنان نمی‌دانند.///و گویند چرا بر او معجزه‌ای از سوی پروردگارش نازل نمی‌شود؟ بگو بی‌گمان خداوند توانای آن هست که معجزه‌ای نازل کند ولی بیشتر آنان نمی‌دانند///و گفتند: «چرا نشانه (و معجزه‌ای) از طرف پروردگارش بر او نازل نمی‌شود؟!» بگو: «خداوند، قادر است که نشانه‌ای نازل کند؛ ولی بیشتر آنها نمی‌دانند!»///گفتند چرا فرود نیامده است بر او آیتی از پروردگارش بگو همانا خدا توانا است که فرستد آیتی را لیکن بیشتر ایشان نمی‌دانند///و گفتند: «چرا نشانه‌ای از جانب پروردگارش بر او نازل نشده است‌؟» بگو: «بی‌تردید، خدا تواناست بر اینکه نشانه‌ای فرو فرستد.» ولی بیشترشان نمی‌دانند. quran_en_fa There is not an animal (that lives) on the earth, nor a being that flies on its wings, but (forms part of) communities like you. Nothing have we omitted from the Book, and they (all) shall be gathered to their Lord in the end. و هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست، و نه هیچ پرنده‌ای که با دو بال خود پرواز می‌کند، مگر آنکه گروه هایی مانند شمایند؛ ما چیزی را در کتاب [تکوین از نظر ثبت جریانات هستی و برنامه‌های آفرینش] فروگذار نکرده‌ایم، سپس همگی به سوی پروردگارشان گردآوری می‌شوند.///و هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست، و نه هیچ پرنده‌ای که با دو بال خود پرواز می‌کند، مگر آنکه گروه هایی مانند شمایند؛ ما چیزی را در کتاب [تکوین از نظر ثبت جریانات هستی و برنامه‌های آفرینش] فروگذار نکرده‌ایم، سپس همگی به سوی پروردگارشان گردآوری می‌شوند.///هیچ جنبنده‌اى در روى زمین نیست و هیچ پرنده‌اى با بالهاى خود در هوا نمى‌پرد مگر آنکه چون شما امتهایى هستند -ما در این کتاب هیچ چیزى را فروگذار نکرده‌ایم- و سپس همه را در نزد پروردگارشان گرد مى‌آورند.///و هیچ جنبنده‌اى در زمین و هیچ پرنده‌اى که با دو بال خویش پرواز مى‌کند نیست، مگر این که آنها [نیز] گروه‌هایى مانند شما هستند. ما در این کتاب از [توضیح‌] چیزى فروگذار نکرده‌ایم، آن‌گاه [همه‌] به سوى پروردگارشان محشور مى‌گردند///و هیچ جنبنده‌اى در زمین نیست و نه هیچ پرنده‌اى که با دو بال خود پرواز مى‌کند؛ مگر آنکه آنها [نیز] گروه‌هایى مانند شما هستند، ما هیچ چیزى را در کتاب [لوح محفوظ] فروگذار نکرده‌ایم؛ سپس [همه‌] به سوى پروردگارشان محشور خواهند گردید.///و هیچ جنبنده‌اى در زمین و هیچ پرنده‌اى که با دو بال خود، پرواز مى‌کند، نیست، مگر این که آنها هم امت‌هایى چون شمایند. ما در این کتاب هیچ چیز را فروگذار نکردیم، سپس همه نزد پروردگارشان گرد مى‌آیند.///-و هر جنبنده‌ای در زمین و هر پرنده‌ای در هوا که به دو بال پرواز می‌کند همگی طایفه‌هایی مانند شما (نوع بشر) هستند. ما در کتاب (آفرینش، بیان) هیچ چیز را فرو گذار نکردیم، آن گاه همه به سوی پروردگار خود محشور می‌شوند.///و هیچ جنبنده‌ای در زمین و هیچ پرنده‌ای نیست که با دو بال خویش می‌پرد، مگر آنکه امتهایی همانند شما هستند، ما هیچ چیز را در کتاب [لوح محفوظ] فروگذار نکرده‌ایم، آنگاه همه به نزد پروردگارشان محشور می‌گردند///هیچ جنبنده‌ای در زمین، و هیچ پرنده‌ای که با دو بال خود پرواز می‌کند، نیست مگر اینکه امتهایی همانند شما هستند. ما هیچ چیز را در این کتاب، فرو گذار نکردیم؛ سپس همگی به سوی پروردگارشان محشور می‌گردند.///نیست جنبنده‌ای در زمین و نه پرنده‌ای پروازکننده با بالهای خود جز ملتهائی همانند شما فروگذار نکردیم در کتاب از چیزی سپس بسوی پروردگارشان گردآورده شوند///و هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست و نه هیچ پرنده‌ای که با دو بال خود پرواز می‌کند، مگر آنکه (آنها نیز) امت‌هایی مانند شمایند. ما هیچ چیزی را در کتاب (تکوین و تشریع) فروگذار نکردیم. سپس (همه‌ی این جنبندگان) سوی پروردگارشان ناگریز و ناگزیر گردآورده خواهند شد. quran_en_fa Those who reject our signs are deaf and dumb,- in the midst of darkness profound: whom Allah willeth, He leaveth to wander: whom He willeth, He placeth on the way that is straight. کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، کرها و لال هایی فرو رفته در تاریکی‌های جهل و گمراهی اند؛ خدا هر که را بخواهد [به کیفر تکذیب آیاتش] گمراه می‌کند، و هر که را بخواهد [به پاداش تصدیق آیاتش] بر راه راست قرار می‌دهد.///کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، کرها و لال هایی فرو رفته در تاریکی‌های جهل و گمراهی اند؛ خدا هر که را بخواهد [به کیفر تکذیب آیاتش] گمراه می‌کند، و هر که را بخواهد [به پاداش تصدیق آیاتش] بر راه راست قرار می‌دهد.///آنان که آیات ما را تکذیب کرده‌اند کرانند و لالانند و در تاریکیهایند. خدا هر که را خواهد گمراه کند و هر که را خواهد به راه راست اندازد.///و کسانى که آیات ما را تکذیب کردند، کران و لالانى در تاریکى‌ها هستند. خدا هر که را بخواهد بیراه مى‌گذارد و هر که را بخواهد بر راه راست قرارش مى‌دهد///و کسانى که آیات ما را دروغ پنداشتند، در تاریکیها [ى کفر] کر و لالند، هر که را خدا بخواهد گمراهش مى‌گذارد؛ و هر که را بخواهد بر راه راست قرارش مى‌دهد.///و کسانى که آیات ما را تکذیب کردند، کر و لال‌هایى هستند درتاریکى‌ها. خداوند، هر که را بخواهد [و سزاوار باشد]، گمراهش کند و هر که را بخواهد [و شایسته بداند] بر راه راست قرارش مى‌دهد. [۳۹)///-و آنان که تکذیب آیات ما کردند کر و گنگ در ظلمات (جهل) به سر برند. مشیت الهی هر کس را خواهد گمراه سازد و هر که را خواهد به راه راست هدایت کند.///و دروغ‌انگاران آیات ما ناشنوا و گنگ و در تاریکی [سرگشته‌] اند، خداوند هرکس را بخواهد بیراه می‌گذارد، و هرکس را بخواهد بر راه راست می‌دارد///آنها که آیات ما را تکذیب کردند، کرها و لالهایی هستند که در تاریکیها قرار دارند. هر کس را خدا بخواهد (و مستحق باشد،) گمراه می‌کند؛ و هر کس را بخواهد (و شایسته بداند،) بر راه راست قرار خواهد داد.///و آنان که تکذیب کردند آیتهای ما را کران و گنگانند در تاریکیها هر که را خدا خواهد گمراه کند و هر که را خواهد بگرداندش بر راهی راست‌///و کسانی که با آیات ما (همان‌ها و ما را) دروغ پنداشتند، در تاریکی‌ها (ی کفر) کران و لالانند. هر که را خدا بخواهد گمراهش می‌کند و هر که را بخواهد بر راهی راست قرارش می‌دهد. quran_en_fa Say: "Think ye to yourselves, if there come upon you the wrath of Allah, or the Hour (that ye dread), would ye then call upon other than Allah?- (reply) if ye are truthful! بگو: اگر راستگویید به من خبر دهید چنانچه عذاب خدا بر شما درآید یا قیامت به شما رسد، آیا کسی را جز خدا [برای یاری خویش] می‌خوانید؟///بگو: اگر راستگویید به من خبر دهید چنانچه عذاب خدا بر شما درآید یا قیامت به شما رسد، آیا کسی را جز خدا [برای یاری خویش] می‌خوانید؟///بگو: چه مى‌بینید که اگر بر شما عذاب خدا فرود آید یا قیامت در رسد -اگر راست مى‌گویید- باز هم جز خدا را مى‌خوانید؟///بگو: اگر راست مى‌گویید، به من بگویید اگر شما را عذاب الهى و یا قیامت فرا رسد، آیا جز خدا کسى را مى‌خوانید///بگو: «به نظر شما، اگر عذاب خدا شما را دررسد یا رستاخیز شما را دریابد، اگر راستگویید، کسى غیر از خدا را مى‌خوانید؟»///بگو: «اگر راست مى‌گویید، چه خواهید کرد آن گاه که عذاب خدا در دنیا بیاید یا قیامت فرا رسد؟ آیا غیر خدا را مى‌خوانید؟»///-بگو: اگر راست می‌گویید، مرا گویید که اگر عذاب خدا یا ساعت مرگ بر شما فرا رسد آیا (در آن ساعت سخت) غیر خدا را می‌خوانید؟!///بگو بیندیشید اگر عذاب الهی یا قیامت فرارسد، آیا اگر راست می‌گویید کسی جز خدا را می‌خوانید؟///بگو: «به من خبر دهید اگر عذاب پروردگار به سراغ شما آید، یا رستاخیز برپا شود، آیا (برای حل مشکلات خود،) غیر خدا را می‌خوانید اگر راست می‌گویید؟!»///بگو آیا دیدستید که اگر بیاید شما را عذاب خدا یا بیاید شما را قیامت آیا جز خدا را خوانید اگر هستید راستگویان‌///بگو: «آیا خودتان را دیدید، اگر عذاب خدا شما را در رسد، یا ساعت [: قیامت] شما را فرا رسد؟ در آن هنگام اگر (از) راستان بوده‌اید، آیا (باز هم) غیر خدا را می‌خوانید؟» quran_en_fa "Nay,- On Him would ye call, and if it be His will, He would remove (the distress) which occasioned your call upon Him, and ye would forget (the false gods) which ye join with Him!" [قطعا چنین نیست] بلکه فقط خدا را می‌خوانید، و او هم اگر بخواهد آسیب و گزندی که به سبب آن او را خوانده‌اید برطرف می‌کند، و [آن زمان است که] بت هایی که برای او شریک قرار می‌دهید، فراموش می‌کنید.///[قطعا چنین نیست] بلکه فقط خدا را می‌خوانید، و او هم اگر بخواهد آسیب و گزندی که به سبب آن او را خوانده‌اید برطرف می‌کند، و [آن زمان است که] بت هایی که برای او شریک قرار می‌دهید، فراموش می‌کنید.///نه، تنها او را مى‌خوانید و اگر بخواهد آن رنجى را که خدا را به خاطر آن مى‌خوانید از میان مى‌برد و شما شریکى را که براى او ساخته‌اید از یاد مى‌برید.///بلکه تنها او را مى‌خوانید، و اگر بخواهد، آنچه را که درخواست مى‌کنید [از شما] برطرف مى‌سازد، [ولى‌] آنچه را [امروز] شریک او مى‌سازید، فراموش خواهید کرد/// [نه،] بلکه تنها او را مى‌خوانید، و اگر او بخواهد رنج و بلا را از شما دور مى‌گرداند، و آنچه را شریک [او] مى‌گردانید فراموش مى‌کنید.///بلکه [در هنگامه خطر] فقط او را مى‌خوانید، پس اگر بخواهد، آن رنجى که خدا را به خاطر آن مى‌خوانید، برطرف مى‌کند. و آنچه را براى خداوند شریک مى‌پنداشتید [در قیامت] فراموش مى‌کنید.///-بلکه در آن هنگام تنها خدا را می‌خوانید تا اگر مشیت او قرار گرفت شما را از سختی برهاند، و آنچه را که با خدا شریک قرار می‌دهید به کلی فراموش می‌کنید.///آری تنها او را [به دعا] می‌خوانید و اگر او بخواهد رنج و بلا را از شما دور می‌گرداند و شما شریکی را که برای او قائل شده‌اید، از یاد می‌برید///(نه،) بلکه تنها او را می‌خوانید! و او اگر بخواهد، مشکلی را که بخاطر آن او را خوانده‌اید، برطرف می‌سازد؛ و آنچه را (امروز) همتای خدا قرارمی‌دهید، (در آن روز) فراموش خواهید کرد.///بلکه او را می‌خوانید پس برمی دارد از شما آنچه را خوانیدش بسوی آن اگر خواهد و فراموش می‌کنید آنچه را شرک می‌ورزید///(نه!) بلکه تنها او را می‌خوانید. پس اگر بخواهد (بطلان) آنچه (خود و مردمان را) به سوی آن فرا می‌خواندید آشکار می‌سازد. حال آنکه آنچه را شریک (او) می‌گردانید فراموش می‌کنید. quran_en_fa Before thee We sent (messengers) to many nations, and We afflicted the nations with suffering and adversity, that they might learn humility. و بی تردید ما به سوی امت هایی که پیش از تو بودند [پیامبرانی] فرستادیم؛ پس آنان را [هنگامی که با پیامبران به مخالفت و دشمنی برخاستند] به تهیدستی و سختی و رنج و بیماری دچار کردیم، باشد که [در پیشگاه ما] فروتنی و زاری کنند.///و بی تردید ما به سوی امت هایی که پیش از تو بودند [پیامبرانی] فرستادیم؛ پس آنان را [هنگامی که با پیامبران به مخالفت و دشمنی برخاستند] به تهیدستی و سختی و رنج و بیماری دچار کردیم، باشد که [در پیشگاه ما] فروتنی و زاری کنند.///هر آینه بر امتهایى که پیش از تو بودند پیامبرانى فرستادیم و آنان را به سختیها و آفتها دچار کردیم تا مگر زارى کنند.///البته، به سوى امت‌هاى پیش از تو [نیز] پیامبرانى فرستادیم و آنها را به تنگدستى و ناخوشى دچار ساختیم، شاید تضرع و زارى کنند///و به یقین، ما به سوى امتهایى که پیش از تو بودند [پیامبرانى‌] فرستادیم، و آنان را به تنگى معیشت و بیمارى دچار ساختیم، تا به زارى و خاکسارى درآیند.///و به سوى امت‌هاى پیش از تو [نیز پیامبرانى] فرستادیم، [و چون مخالفت کردند،] آنان را به تنگدستى و بیمارى گرفتار کردیم. باشد که تضرع کنند.///-و همانا ما پیغمبرانی به سوی امتان پیش از تو فرستادیم، پس (چون اطاعت نکردند) به بلاها و مصیبتها گرفتارشان ساختیم، شاید به درگاه خدا گریه و زاری کنند.///پیش از تو [پیامبرانی‌] به سوی امتها [ی پیشین‌] فرستادیم و آنان را به تنگدستی و ناخوشی دچار ساختیم تا زاری و خاکساری کنند///ما به سوی امتهایی که پیش از تو بودند، (پیامبرانی) فرستادیم؛ (و هنگامی که با این پیامبران به مخالفت برخاستند،) آنها را با شدت و رنج و ناراحتی مواجه ساختیم؛ شاید (بیدار شوند و در برابر حق،) خضوع کنند و تسلیم گردند!///و همانا فرستادیم بسوی مللی پیش از تو پس گرفتیمشان به پریشانی و رنجوری شاید زاری کنند///و ما به‌راستی سوی امت‌هایی که پیش از تو بودند همواره (پیامبرانی) فرستادیم. پس آنان را به تنگنایی و زیان‌باری دچار ساختیم، شاید ایشان به (خاکساری و) زاری درآیند. quran_en_fa When the suffering reached them from us, why then did they not learn humility? On the contrary their hearts became hardened, and Satan made their (sinful) acts seem alluring to them. پس چرا هنگامی که عذاب ما به آنان رسید، فروتنی و زاری نکردند؟ بلکه دل هایشان سخت شد و شیطان، اعمال ناپسندی که همواره مرتکب می‌شدند در نظرشان آراست.///پس چرا هنگامی که عذاب ما به آنان رسید، فروتنی و زاری نکردند؟ بلکه دل هایشان سخت شد و شیطان، اعمال ناپسندی که همواره مرتکب می‌شدند در نظرشان آراست.///پس چرا هنگامى که عذاب ما به آنها رسید زارى نکردند؟ زیرا دلهایشان را قساوت فراگرفته و شیطان اعمالشان را در نظرشان آراسته بود.///پس چرا هنگامى که عذاب ما به سراغشان آمد زارى و خاکسارى نکردند، بلکه دل‌هاشان سخت شد و شیطان کارهایى را که مى‌کردند در نظرشان بیاراست///پس چرا هنگامى که عذاب ما به آنان رسید تضرع نکردند؟ ولى [حقیقت این است که‌] دلهایشان سخت شده، و شیطان آنچه را انجام مى‌دادند برایشان آراسته است.///پس چرا هنگامى که ناگوارى‌هاى ما به آنان رسید، توبه و زارى نکردند؟ آرى! دل‌هاى آنان سنگ و سخت شده و شیطان کارهایى را که مى‌کردند، برایشان زیبا جلوه داده است.///-پس چرا وقتی که بلای ما به آنها رسید تضرع و زاری نکردند (تا نجات یابند)؟ ولی (بدین سبب که نکردند) دلهاشان را قساوت فرا گرفت و شیطان کردار زشت آنان را در نظرشان زیبا نمود.///پس چرا هنگامی که عذاب ما به سراغشان آمد زاری و خاکساری نکردند؟ زیرا دلهایشان سخت شده و شیطان کار و کردارشان را در نظرشان آراسته بود///چرا هنگامی که مجازات ما به آنان رسید، (خضوع نکردند و) تسلیم نشدند؟! بلکه دلهای آنها قساوت پیدا کرد؛ و شیطان، هر کاری را که می‌کردند، در نظرشان زینت داد!///چرا هنگامی که بیامدشان خشم ما زاری نکردند لیکن سنگین شد دلهای آنان و آراست برای ایشان شیطان آنچه را بودند عمل می‌کردند///پس چرا هنگامی که عذاب ما به آنان رسید تضرع نکردند؟ ولی (حقیقت این است که) دل‌هایشان سخت شده و شیطان آنچه را انجام می‌داده‌اند برایشان آراسته است quran_en_fa But when they forgot the warning they had received, We opened to them the gates of all (good) things, until, in the midst of their enjoyment of Our gifts, on a sudden, We called them to account, when lo! they were plunged in despair! پس چون حقایقی را که [برای عبرت گرفتنشان] به آن یادآوری شده بودند، فراموش کردند، درهای همه نعمت‌ها را به روی آنان گشودیم، تا هنگامی که به آنچه داده شدند، مغرورانه خوشحال گشتند، به ناگاه آنان را [به عذاب] گرفتیم، پس یکباره [از نجات خود] درمانده و نومید شدند.///پس چون حقایقی را که [برای عبرت گرفتنشان] به آن یادآوری شده بودند، فراموش کردند، درهای همه نعمت‌ها را به روی آنان گشودیم، تا هنگامی که به آنچه داده شدند، مغرورانه خوشحال گشتند، به ناگاه آنان را [به عذاب] گرفتیم، پس یکباره [از نجات خود] درمانده و نومید شدند.///چون همه اندرزهایى را که به آنها داده شده بود فراموش کردند، همه درها را به رویشان گشودیم تا از آنچه یافته بودند شادمان گشتند، پس به ناگاه فروگرفتیمشان و همگان نومید گردیدند.///پس چون هشدارهایى را که به آنها داده شده بود فراموش کردند، درهاى همه چیز را [براى امتحان‌] بر آنان گشودیم، و چون بدانچه داده شده بودند سرمست شدند، ناگاه گرفتارشان کردیم و در آن هنگام یکباره نومید شدند///پس چون آنچه را که بدان پند داده شده بودند فراموش کردند، درهاى هر چیزى [از نعمتها] را بر آنان گشودیم، تا هنگامى که به آنچه داده شده بودند شاد گردیدند؛ ناگهان [گریبان‌] آنان را گرفتیم، و یکباره نومید شدند.///پس چون اندرزهایى را که به آنان داده شده بود، فراموش کردند، درهاى هر گونه نعمت را به رویشان گشودیم، تا آن­گاه که به آنچه داده شدند، دل خوش کردند، ناگهان آنان را [به کیفر] گرفتیم، پس یک‌باره محزون و نومید گردیدند.///-پس چون آنچه به آنها تذکر داده شد همه را فراموش کردند ما هم ابواب هر چیز را به روی آن‌ها گشودیم تا چون به نعمتی که به آنها داده شد شادمان و مغرور شدند ناگاه آنها را (به کیفر اعمالشان) گرفتار کردیم و آن هنگام (خوار و) نا امید گردیدند.///آنگاه چون پند و هشدارها را فراموش کردند، درهای نعمت را بر آنان گشودیم و چون بدانچه دریافته بودند سرمست شدند، ناگهان فرو گرفتیمشان و آنگاه بود که نومید شدند///(آری،) هنگامی که (اندرزها سودی نبخشید، و) آنچه را به آنها یادآوری شده بود فراموش کردند، درهای همه چیز (از نعمتها) را به روی آنها گشودیم؛ تا (کاملا) خوشحال شدند (و دل به آن بستند)؛ ناگهان آنها را گرفتیم (و سخت مجازات کردیم)؛ در این هنگام، همگی مأیوس شدند؛ (و درهای امید به روی آنها بسته شد).///پس هنگامی که فراموش کردند آنچه را تذکر بدان داده شدند بگشودیم بر ایشان درهای همه چیز را تا گاهی که شاد شدند بدانچه داده شدند گرفتیمشان ناگهان ناگاه ایشانند سرافکندگان‌///پس چون آنچه را که بدان تذکر داده شده بودند فراموش کردند، درهای هر چیزی (از نعمت‌های ظاهری) را بر آنان گشودیم، تا هنگامی که به آنچه داده شدند شاد گردیدند. ناگهان (گریبان) آنان را گرفتیم، پس آن‌گاه آنان (از شدت گرفتاری) غم‌زدگان و نومیدانند. quran_en_fa Of the wrong-doers the last remnant was cut off. Praise be to Allah, the Cherisher of the worlds. در نتیجه ریشه کسانی که [به آیات ما و به مردم] ستم ورزیدند، بریده شد؛ و همه ستایش‌ها ویژه خدا مالک و مربی جهانیان است.///در نتیجه ریشه کسانی که [به آیات ما و به مردم] ستم ورزیدند، بریده شد؛ و همه ستایش‌ها ویژه خدا مالک و مربی جهانیان است.///پس سپاس پروردگار جهانیان را که ریشه ستمکاران برکنده شد.///پس ریشه گروهى که ستم کردند برکنده شد، و سپاس خداى را که پروردگار عالمیان است///پس ریشه آن گروهى که ستم کردند برکنده شد، و ستایش براى خداوند، پروردگار جهانیان است.///پس ریشه‌ى گروه ستمکار بریده شد. و سپاس، مخصوص خداوندى است که پروردگار جهانیان است.///-پس ریشه گروه ظالمان کنده شد، و ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است.///و ریشه ستمکاران [مشرک‌] برکنده شد، و سپاس خداوند را که پروردگار جهانیان است‌///و (به این ترتیب،) دنباله (زندگی) جمعیتی که ستم کرده بودند، قطع شد. و ستایش مخصوص خداوند، پروردگار جهانیان است.///پس بریده شد دنباله گروهی که ستم کردند و سپاس خدای را پروردگار چهانیان‌///پس ریشه‌ی آن گروهی که ستم کردند برکنده شد. و هر ستایشی برای خدا -پروردگار جهانیان- است. quran_en_fa Say: "Think ye, if Allah took away your hearing and your sight, and sealed up your hearts, who - a god other than Allah - could restore them to you?" See how We explain the signs by various (symbols); yet they turn aside. [به آنان که برای خدا به خیال باطلشان شریکانی قرار داده‌اند] بگو: به من خبر دهید اگر خدا گوش‌ها و چشم هایتان را بگیرد، و بر دل هایتان مهر [تیره بختی] نهد، کدام معبودی جز خداست که آنها را به شما دهد؟! با تأمل بنگر چگونه آیات خود را به صورت‌های گوناگون [برای هدایت اینان] بیان می‌کنیم، سپس آنان روی می‌گردانند.///[به آنان که برای خدا به خیال باطلشان شریکانی قرار داده‌اند] بگو: به من خبر دهید اگر خدا گوش‌ها و چشم هایتان را بگیرد، و بر دل هایتان مهر [تیره بختی] نهد، کدام معبودی جز خداست که آنها را به شما دهد؟! با تأمل بنگر چگونه آیات خود را به صورت‌های گوناگون [برای هدایت اینان] بیان می‌کنیم، سپس آنان روی می‌گردانند.///بگو: آیا مى‌دانید که اگر الله گوش و چشمان شما را باز ستاند و بر دلهایتان مهر نهد چه خدایى جز الله آنها را به شما باز مى‌گرداند؟ بنگر که آیات خدا را چگونه به شیوه‌هاى گوناگون بیان مى‌کنیم. باز هم روى برمى‌تابند.///بگو: چه مى‌گویید، اگر خدا چشم و گوش شما را بستاند و بر دل‌هایتان مهر نهد، کدام معبودى غیر از خداوند آنها را به شما بر مى‌گرداند؟ ببین چگونه آیات خود را گوناگون بیان مى‌کنیم باز آنها روى مى‌گردانند///بگو: «به نظر شما، اگر خدا شنوایى شما و دیدگانتان را بگیرد و بر دلهایتان مهر نهد، آیا غیر از خدا کدام معبودى است که آن را به شما بازپس دهد؟» بنگر چگونه آیات [خود] را [گوناگون‌] بیان مى‌کنیم، سپس آنان روى برمى‌تابند؟///بگو: «چه فکر مى‌کنید؟ اگر خداوند، شنوایى و بینایى شما را بگیرد و بر دل‌هاى شما مهر بزند، جز خداوند، کدام معبودى است که آنها را به شما باز دهد؟» ببین که ما چگونه آیات را به گونه‌هاى مختلف بیان مى‌کنیم؛ اما آنان روى برمى‌گردانند.///-بگو: مرا گویید، اگر خدا گوش و چشمهای شما را گرفت و مهر بر دل شما نهاد (تا کور و کر و جاهل شدید) کدام خدایی غیر از خدا هست که این نعمت‌ها را به شما باز دهد؟! بنگر که ما چگونه آیات را به انواع گوناگون بیان می‌کنیم باز آنها اعراض می‌کنند!///بگو بیندیشید اگر خداوند شنوایی و دیدگان شما را بگیرد و بر دلهایتان مهر نهد، چه خدایی غیر از خداوند آنها را به شما برمی‌گرداند؟ بنگر که چگونه آیات را گونه‌گونه بیان می‌داریم، آنگاه ایشان رویگردانند///بگو: «به من خبر دهید اگر خداوند، گوش و چشمهایتان را بگیرد، و بر دلهای شما مهر نهد (که چیزی را نفهمید)، چه کسی جز خداست که آنها را به شما بدهد؟!» ببین چگونه آیات را به گونه‌های مختلف برای آنها شرح می‌دهیم، سپس آنها روی می‌گردانند!///بگو آیا نگریسته‌اید که اگر خدای بگیرد گوش و دیدگان شما را و مهر زند بر دلهای شما کیست خدائی جز خداوند که برگرداند آنها را به شما بنگر چگونه می‌گردانیم آیتها را سپس ایشان روی برمی‌گردانند///بگو: «آیا دیدید، اگر خدا شنوایی‌تان و دیدگانتان را برگیرد و بر دل‌هایتان مهر نهد، آیا غیر از خدا کدام معبودی است که آنها را برایتان باز آورد؟» بنگر چگونه آیات (خود) را گوناگون (بیان) می‌کنیم، سپس همانان به شدت رویگردانند. quran_en_fa Say: "Think ye, if the punishment of Allah comes to you, whether suddenly or openly, will any be destroyed except those who do wrong? بگو: به من خبر دهید اگر عذاب خدا ناگهان [مانند صاعقه و صیحه آسمانی] یا آشکار [مانند بیماری‌های مهلک] به سوی شما آید، آیا جز گروه ستمکار هلاک می‌شوند؟///بگو: به من خبر دهید اگر عذاب خدا ناگهان [مانند صاعقه و صیحه آسمانی] یا آشکار [مانند بیماری‌های مهلک] به سوی شما آید، آیا جز گروه ستمکار هلاک می‌شوند؟///بگو: چه مى‌بینید، اگر عذاب خدا به ناگاه یا آشکارا بر شما فرود آید، آیا جز ستمکاران هلاک مى‌شوند؟///بگو: به نظر شما اگر عذاب الهى ناگهان یا آشکارا به سراغتان بیاید آیا جز قوم ستمکار نابود مى‌شوند///بگو: «به نظر شما، اگر عذاب خدا ناگهان یا آشکارا به شما برسد، آیا جز گروه ستمگران [کسى‌] هلاک خواهد شد؟»///بگو: «چه خواهید کرد اگر عذاب خداوند، به طور پنهان و ناگهانى یا آشکارا به سراغ شما آید؟ آیا جز گروه ستمگر هلاک خواهند شد؟»///-بگو: چه خواهید کرد اگر عذاب خدا شما را به ناگاه، پنهان یا آشکار در رسد، آیا کسی به جز گروه ستمکار هلاک خواهد شد؟///بگو بیندیشید اگر عذاب الهی ناگهان [در شب‌] یا آشکارا [در روز] به سراغتان بیاید آیا [قومی‌] جز قوم ستمکار [مشرک‌] نابود می‌شوند؟///بگو: «به من خبر دهید اگر عذاب خدا بطور ناگهانی (و پنهانی) یا آشکارا به سراغ شما بیاید، آیا جز جمعیت ستمکار هلاک می‌شوند؟!»///بگو آیا دیدستید اگر بیاید شما را عذاب خدا ناگهان یا آشکارا آیا نابود می‌شوند جز گروه ستمکاران‌///بگو: «آیا خود را دیدید (که) اگر عذاب خدا ناگهان یا آشکارا به شما در رسد، آیا جز گروه ستمگران (کسی) هلاک خواهد شد؟» quran_en_fa We send the messengers only to give good news and to warn: so those who believe and mend (their lives),- upon them shall be no fear, nor shall they grieve. و پیامبران را جز مژده دهنده و بیم رسان نمی‌فرستیم؛ پس کسانی که ایمان بیاورند و [مفاسد خود را] اصلاح کنند نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.///و پیامبران را جز مژده دهنده و بیم رسان نمی‌فرستیم؛ پس کسانی که ایمان بیاورند و [مفاسد خود را] اصلاح کنند نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.///ما پیامبران را جز براى مژده‌دادن یا بیم‌کردن نمى‌فرستیم. پس هر کس که ایمان آورد و کار شایسته کرد، بیمناک و محزون نمى‌شود.///و ما پیامبران را صرفا [به عنوان‌] بشارتگر و بیم رسان مى‌فرستیم، پس کسى که ایمان آورد و اصلاح کند، نه خوفى بر آنهاست و نه محزون مى‌شوند///و ما پیامبران [خود] را جز بشارتگر و هشداردهنده نمى‌فرستیم، پس کسانى که ایمان آورند و نیکوکارى کنند بیمى بر آنان نیست و اندوهگین نخواهند شد.///و ما پیامبران را جز به عنوان بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده نمى‌فرستیم. پس کسانى که ایمان آورند و [کار خود را] اصلاح کنند، بیمى بر آنان نیست و اندوهگین نمى‌شوند.///و ما پیغمبران را جز برای آنکه مژده دهند و بترسانند نفرستادیم، پس هر کس ایمان آورد و کار شایسته کرد هرگز بر آنان بیمی نیست و ابدا اندوهگین نخواهند بود.///و ما پیامبران را جز مژده‌آور و هشداردهنده نمی‌فرستیم، و کسانی که ایمان آورند و نیکوکاری کنند نه بیمی بر آنهاست و نه اندوهگین می‌شوند///ما پیامبران را، جز (به عنوان) بشارت دهنده و بیم دهنده، نمی‌فرستیم؛ آنها که ایمان بیاورند و (خویشتن را) اصلاح کنند، نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین می‌شوند.///و نمی‌فرستیم فرستادگان را جز نویددهندگان و ترسانندگان پس آنان که ایمان آورند و اصلاح کنند نیست بر ایشان بیمی و نه اندوهگین شوند///و ما پیامبران (خود) را جز بشارتگر و هشداردهنده نمی‌فرستیم. پس هر کس که ایمان آورد و اصلاح کند بیمی بر آنان نیست و نه ایشان اندوهگین می‌شوند. quran_en_fa But those who reject our signs,- them shall punishment touch, for that they ceased not from transgressing. و آنان که آیات ما را تکذیب کردند، به سزای نافرمانی هایشان عذاب به آنان خواهد رسید.///و آنان که آیات ما را تکذیب کردند، به سزای نافرمانی هایشان عذاب به آنان خواهد رسید.///و به کسانى که آیات ما را تکذیب کرده‌اند، به کیفر نافرمانیشان، عذاب خواهد رسید.///و کسانى که آیات ما را تکذیب کردند، به سزاى نافرمانى‌شان عذاب [ما] آنها را در خواهد گرفت///و کسانى که آیات ما را دروغ انگاشتند، به [سزاى‌] آنکه نافرمانى مى‌کردند، عذاب به آنان خواهد رسید.///و کسانى که آیات ما را تکذیب کردند، عذاب الهى به خاطر فسق و گناهشان، دامن‌گیر آنان مى‌شود.///و هر که آیات ما را تکذیب کرد به آنان در اثر فسق و زشتکاری عذاب خواهد رسید.///و دروغ‌انگاران آیات ما به خاطر نافرمانیشان گرفتار عذاب گردند///و آنها که آیات ما را تکذیب کردند، عذاب (پروردگار) بخاطر نافرمانیها به آنان می‌رسد.///و آنان که تکذیب کنند آیتهای ما را برسد بدیشان عذاب بدانچه بودند نافرمانی می‌کردند///و کسانی که با آیاتمان (همان‌ها و ما را) تکذیب کردند، به (سبب) آنکه نافرمانی می‌کرده‌اند، عذاب به آنان خواهد رسید. quran_en_fa Say: "I tell you not that with me are the treasures of Allah, nor do I know what is hidden, nor do I tell you I am an angel. I but follow what is revealed to me." Say: "can the blind be held equal to the seeing?" Will ye then consider not? بگو: من به شما نمی‌گویم که خزینه‌ها و گنجینه‌های خدا نزد من است، و نیز غیب هم نمی‌دانم، و نمی‌گویم که فرشته‌ام؛ فقط از آنچه به من وحی شده پیروی می‌کنم. بگو: آیا [اعراض کننده از وحی که] نابینا [ست] و [پیرو وحی که] بینا [ست] یکسانند؟! پس چرا نمی‌اندیشید؟!///بگو: من به شما نمی‌گویم که خزینه‌ها و گنجینه‌های خدا نزد من است، و نیز غیب هم نمی‌دانم، و نمی‌گویم که فرشته‌ام؛ فقط از آنچه به من وحی شده پیروی می‌کنم. بگو: آیا [اعراض کننده از وحی که] نابینا [ست] و [پیرو وحی که] بینا [ست] یکسانند؟! پس چرا نمی‌اندیشید؟!///بگو: به شما نمى‌گویم که خزاین خدا نزد من است. و علم غیب هم نمى‌دانم. و نمى‌گویم که فرشته‌اى هستم. تنها از چیزى پیروى مى‌کنم که بر من وحى شده است. بگو: آیا نابینا و بینا یکسانند؟ چرا نمى‌اندیشید؟///بگو: به شما نمى‌گویم که خزاین خدا نزد من است، و نه غیب مى‌دانم و نه به شما مى‌گویم که فرشته‌ام. جز از آنچه به من وحى مى‌شود پیروى نمى‌کنم. بگو: آیا کور و بینا یکسانند؟ پس آیا نمى‌اندیشید///بگو: «به شما نمى‌گویم گنجینه‌هاى خدا نزد من است؛ و غیب نیز نمى‌دانم؛ و به شما نمى‌گویم که من فرشته‌ام. جز آنچه را که به سوى من وحى مى‌شود پیروى نمى‌کنم.» بگو: «آیا نابینا و بینا یکسان است؟ آیا تفکر نمى‌کنید.»///[اى پیامبر! به مردم] بگو: «من ادعا نمى‌کنم که گنجینه‌هاى خداوند نزد من است و من غیب هم نمى‌دانم و ادعا نمى‌کنم که من فرشته‌ام. من جز آنچه را به من وحى مى‌شود، پیروى نمى‌کنم.» بگو: «آیا نابینا و بینا برابرند؟ آیا نمى‌اندیشید؟»///-بگو: من شما را نمی‌گویم که گنج‌های خدا نزد من است و نه آنکه از غیب (الهی) آگاهم و نمی‌گویم که من فرشته‌ام، من پیروی نمی‌کنم جز آنچه را که به من وحی می‌رسد. بگو: آیا کور و بینا برابرند؟ آیا فکر و اندیشه نمی‌کنید؟///بگو من به شما نمی‌گویم که خزاین الهی نزد من است، و غیب نیز نمی‌دانم، و به شما نمی‌گویم که من فرشته‌ای هستم، من از هیچ چیز پیروی نمی‌کنم جز از آنچه به من وحی می‌شود، بگو آیا نابینا و بینا برابرند، آیا نمی‌اندیشید؟///بگو: «من نمی‌گویم خزاین خدا نزد من است؛ و من، (جز آنچه خدا به من بیاموزد،) از غیب آگاه نیستم! و به شما نمی‌گویم من فرشته‌ام؛ تنها از آنچه به من وحی می‌شود پیروی می‌کنم.» بگو: «آیا نابینا و بینا مساویند؟! پس چرا نمی‌اندیشید؟!»///بگو نمی‌گویم برای شما که نزد من است گنجهای خدا و نه ناپیدا را دانم و نمی‌گویم برای شما منم فرشته پیروی نمی‌کنم جز آنچه را به من وحی شود بگو آیا یکسان است کور و بینا آیا نمی‌اندیشید///بگو: «به شما نمی‌گویم گنجینه‌های خدا نزد من است و غیب (هم) نمی‌دانم و به شما نمی‌گویم من به‌راستی فرشته‌ام. (من) جز آنچه را که به سویم وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم.» بگو: «آیا نابینا و بینا یکسانند؟ پس آیا تفکر نمی‌کنید؟» quran_en_fa Give this warning to those in whose (hearts) is the fear that they will be brought (to judgment) before their Lord: except for Him they will have no protector nor intercessor: that they may guard (against evil). و به وسیله این قرآن کسانی را که از محشور شدن به سوی پروردگارشان می‌ترسند، هشدار ده که آنان را [در آن روز هول انگیز] جز خدا سرپرست و شفیعی نخواهد بود؛ باشد که بپرهیزند.///و به وسیله این قرآن کسانی را که از محشور شدن به سوی پروردگارشان می‌ترسند، هشدار ده که آنان را [در آن روز هول انگیز] جز خدا سرپرست و شفیعی نخواهد بود؛ باشد که بپرهیزند.///آگاه ساز به این کتاب، کسانى را که از گردآمدن بر آستان پروردگارشان هراسناکند، که ایشان را جز او هیچ یاورى و شفیعى نیست. باشد که پرهیزگارى پیشه کنند.///و کسانى را که از محشور شدن به سوى پروردگارشان اندیشناکند به این [قرآن‌] هشدار ده، که غیر از او براى آنها هیچ یاور و واسطه‌اى نیست، باشد که پروا کنند///و به وسیله این [قرآن‌] کسانى را که بیم دارند که به سوى پروردگارشان محشور شوند هشدار ده [چرا] که غیر او براى آنها یار و شفیعى نیست، باشد که پروا کنند.///و به وسیله‌ى این [قرآن] کسانى را که از محشور شدن نزد پروردگارشان بیم دارند، هشدار ده؛ [زیرا] غیر از خداوند، براى آنان یاور و شفیعى نیست. شاید که پروا نمایند.///-و آنان را که از احضار در پیشگاه عدل خدا ترسانند به آیات قرآن متنبه ساز و بترسان که جز خدا آنها را یاور و شفیعی نیست، باشد که پرهیزکار شوند.///و کسانی را که از محشور شدن به نزد پروردگارشان اندیشناکند، به آن [قرآن‌] هشدار بده، در برابر او [خداوند] یاور و شفیعی ندارند باشد که پروا پیشه کنند///و به وسیله آن (قرآن)، کسانی را که از روز حشر و رستاخیز می‌ترسند، بیم ده! (روزی که در آن،) یاور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او [= خدا] ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند!///و بیم ده بدان آنان را که می‌ترسند گردآورده شوند بسوی پروردگار خود نیستشان دوست و نه شفاعتگری جز او شاید ایشان پرهیز کنند///و با این (قرآن) - کسانی را که بیم دارند سوی پروردگارشان محشور شوند - هشدار ده (چرا که) غیر از او برای آنها ولی و شفیعی نیست‌؛ شاید پروا کنند. quran_en_fa Send not away those who call on their Lord morning and evening, seeking His face. In naught art thou accountable for them, and in naught are they accountable for thee, that thou shouldst turn them away, and thus be (one) of the unjust. و آنان که بامدادان و شامگاهان پروردگارشان را می‌خوانند [و با این خواندن] خشنودی او را می‌خواهند، از خود مران. نه چیزی از حساب [عمل] آنان بر عهده توست، و نه چیزی از حساب [کار] تو بر عهده آنان است تا آنان را برانی و [به سبب راندنشان] از ستمکاران باشی.///و آنان که بامدادان و شامگاهان پروردگارشان را می‌خوانند [و با این خواندن] خشنودی او را می‌خواهند، از خود مران. نه چیزی از حساب [عمل] آنان بر عهده توست، و نه چیزی از حساب [کار] تو بر عهده آنان است تا آنان را برانی و [به سبب راندنشان] از ستمکاران باشی.///کسانى را که هر بامداد و شبانگاه پروردگار خویش را مى‌خوانند و خواستار خشنودى او هستند، طرد مکن. نه چیزى از حساب آنها بر عهده تو است و نه چیزى از حساب تو بر عهده ایشان. اگر آنها را طرد کنى، در زمره ستمکاران درآیى.///و کسانى را که بامداد و شامگاه پروردگار خود را مى‌خوانند و رضاى او را مى‌جویند طرد مکن، نه از حساب آنها چیزى بر توست و نه چیزى از حساب تو بر آنهاست که طردشان کنى و از ستمکاران شوى///و کسانى را که پروردگار خود را بامدادان و شامگاهان مى‌خوانند -در حالى که خشنودى او را مى‌خواهند- مران. از حساب آنان چیزى بر عهده تو نیست، و از حساب تو [نیز] چیزى بر عهده آنان نیست، تا ایشان را برانى و از ستمکاران باشى.///و کسانى را که بامداد و شامگاه پروردگارشان را مى‌خوانند، در حالى که رضاى او را مى‌طلبند، از خود مران. چیزى از حساب آنان بر عهده‌ى تو نیست و از حساب تو نیز چیزى بر عهده آنان نیست که طردشان کنى و در نتیجه ازستمگران شوى.///و آنان را که صبح و شام خدا را می‌خوانند و قصدشان فقط خداست از خود مران، که نه چیزی از حساب آنها بر تو و نه چیزی از حساب تو بر آنهاست، پس اگر آن خداپرستان را از خود برانی از ستمکاران خواهی بود.///و کسانی را که پروردگارشان را بامدادان و شامگاهان [به نیایش‌] می‌خوانند و خشنودی او را می‌جویند [از خود] مران، چیزی از حساب آنان بر تو و چیزی از حساب تو بر آنان نیست که برانی‌شان و از ستمکاران شوی‌///و کسانی را که صبح و شام خدا را می‌خوانند، و جز ذات پاک او نظری ندارند، از خود دور مکن! نه چیزی از حساب آنها بر توست، و نه چیزی از حساب تو بر آنها! اگر آنها را طرد کنی، از ستمگران خواهی بود!///و از خود نران آنان را که می‌خوانند پروردگار خود را بامدادان و شامگاه خواهان روی اویند نیست بر تو از حساب ایشان چیزی و نه از حساب تو است بر ایشان چیزی که برانی آنان را پس بشوی از ستمگران‌///و کسانی را که پروردگار خود را بامدادان و شامگاهان می‌خوانند - در حالی‌که چهره‌ی (خشنودی و شناخت) او را می‌خواهند - (از خود) مران. از حساب آنان چیزی بر عهده‌ی تو نیست و از حساب تو (نیز) چیزی بر عهده‌ی آنان نیست تا ایشان را برانی؛ پس از ستمکاران باشی. quran_en_fa Thus did We try some of them by comparison with others, that they should say: "Is it these then that Allah hath favoured from amongst us?" Doth not Allah know best those who are grateful? و ما این گونه توانگران را به مؤمنان تهیدستی که در کنار تو هستند آزمودیم، تا [توانگران با تعجب و استهزا] بگویند: آیا اینانند که خدا از میان ما بر آنان منت نهاده [و نعمت ایمان و عمل صالح داده و بر ما برتری بخشیده؟!] آیا خدا به سپاس گزاران داناتر نیست؟///و ما این گونه توانگران را به مؤمنان تهیدستی که در کنار تو هستند آزمودیم، تا [توانگران با تعجب و استهزا] بگویند: آیا اینانند که خدا از میان ما بر آنان منت نهاده [و نعمت ایمان و عمل صالح داده و بر ما برتری بخشیده؟!] آیا خدا به سپاس گزاران داناتر نیست؟///همچنین بعضى را به بعضى آزمودیم، تا بگویند: آیا از میان ما اینان بودند که خدا به آنها نعمت داد؟ آیا خدا به سپاسگزاران داناتر نیست؟///و بدین گونه آنها را به یکدیگر آزمودیم، تا سر انجام [در باره‌ى مؤمنان‌] بگویند: آیا اینانند که خدا از میان ما موهبتشان داده است؟ مگر نه این است که خدا شاکران را بهتر مى‌شناسد///و بدین گونه ما برخى از آنان را به برخى دیگر آزمودیم، تا بگویند: «آیا اینانند که از میان ما، خدا بر ایشان منت نهاده است؟» آیا خدا به [حال‌] سپاسگزاران داناتر نیست؟///و این­گونه بعضى از مردم را به وسیله‌ى بعضى دیگر آزمایش کردیم، تا بگویند: «آیا اینانند آنها که خداوند، از میان ما بر آنها منت نهاده است؟» آیا خداوند به حال شاکران داناتر نیست؟///و همچنین ما برخی را به برخی دیگر بیازمودیم تا آنکه به (طعن) گویند: آیا بر این فقیران، خدا در میان ما (به نعمت اسلام) منت نهاد؟! آیا خدا (از این منکران) به احوال سپاسگزاران (فقرا) داناتر نیست؟!///و این چنین بعضی از آنان را به بعضی دیگر آزمودیم، تا سرانجام بگویند آیا اینانند که خداوند از میان همه ما فقط بر آنان منت نهاده [و نعمت داده‌] است، آیا خداوند خود به احوال سپاسگزاران آگاه‌تر نیست؟///و این چنین بعضی از آنها را با بعض دیگر آزمودیم (توانگران را بوسیله فقیران)؛ تا بگویند: «آیا اینها هستند که خداوند از میان ما (برگزیده، و) بر آنها منت گذارده (و نعمت ایمان بخشیده است؟!» آیا خداوند، شاکران را بهتر نمی‌شناسد؟!///و بدینگونه آزمودیم برخی از ایشان را به برخی تا بگویند آیا اینانند که خدا منت نهاده است بر ایشان از میان ما آیا نیست خدا داناتر به سپاسگزاران‌///و بدین‌گونه ما برخی از آنان را با برخی دیگر آزمونی آتشین کردیم تا گویند: «آیا (هم) اینانند از میان ما (که) خدا بر ایشان منت نهاده است‌؟» آیا خدا به (حال) شاکران داناتر (از دیگران) نیست‌؟ quran_en_fa When those come to thee who believe in Our signs, Say: "Peace be on you: Your Lord hath inscribed for Himself (the rule of) mercy: verily, if any of you did evil in ignorance, and thereafter repented, and amend (his conduct), lo! He is Oft-forgiving, Most Merciful. و هرگاه کسانی که به آیات ما ایمان می‌آورند به نزد تو آیند، بگو: سلام بر شما، پروردگارتان رحمت را بر خود لازم و مقرر کرده؛ بنابراین هر کس از شما به نادانی کار زشتی مرتکب شود، سپس بعد از آن توبه کند و [مفاسد خود را] اصلاح نماید [مشمول آمرزش و رحمت خدا شود]؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.///و هرگاه کسانی که به آیات ما ایمان می‌آورند به نزد تو آیند، بگو: سلام بر شما، پروردگارتان رحمت را بر خود لازم و مقرر کرده؛ بنابراین هر کس از شما به نادانی کار زشتی مرتکب شود، سپس بعد از آن توبه کند و [مفاسد خود را] اصلاح نماید [مشمول آمرزش و رحمت خدا شود]؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.///چون ایمان آوردگان به آیات ما نزد تو آمدند، بگو: سلام بر شما، خدا بر خویش مقرر کرده که شما را رحمت کند، زیرا هر کس از شما که از روى نادانى کارى بد کند، آنگاه توبه کند و نیکوکار شود، بداند که خدا آمرزنده و مهربان است.///و چون کسانى که به آیات ما ایمان دارند، پیش تو آیند، بگو: سلام بر شما، پروردگارتان رحمت را بر خود مقرر داشته است که هر کس از شما به نادانى کار بدى انجام دهد و سپس از آن توبه کند و به صلاح آید، [بداند که‌] خدا مسلما آمرزنده و مهربان است///و چون کسانى که به آیات ما ایمان دارند، نزد تو آیند، بگو: «درود بر شما»، پروردگارتان رحمت را بر خود مقرر کرده که هر کس از شما به نادانى کار بدى کند و آنگاه به توبه و صلاح آید، پس وى آمرزنده مهربان است.///و هرگاه کسانى که به آیات ما ایمان دارند، نزد تو آیند، پس بگو: «سلام بر شما! پروردگارتان بر خودش رحمت را مقرر کرده است، که هر کس از شما از روى نادانى کار بدى انجام دهد و پس از آن توبه کند و خود را اصلاح نماید، قطعا خداوند، آمرزنده و مهربان است.»///هرگاه آنان که به آیات ما می‌گروند نزد تو آیند بگو: سلام بر شما باد، خدا بر خود رحمت و مهربانی را فرض نمود، که هر کس از شما کار زشتی به نادانی کرد و بعد از آن توبه کند و اصلاح نماید البته خدا بخشنده و مهربان است.///و چون کسانی که به آیات ما ایمان دارند، به نزد تو آیند، بگو سلام بر شما، پروردگارتان رحمت را بر خود مقرر داشته است، هرکس از شما که از روی نادانی مرتکب کار ناشایستی شود، سپس توبه و درستکاری کند و به صلاح آید [بداند که‌] خداوند آمرزگار مهربان است‌///هرگاه کسانی که به آیات ما ایمان دارند نزد تو آیند، به آنها بگو: «سلام بر شما پروردگارتان، رحمت را بر خود فرض کرده؛ هر کس از شما کار بدی از روی نادانی کند، سپس توبه و اصلاح (و جبران) نماید، (مشمول رحمت خدا می‌شود چرا که) او آمرزنده مهربان است.»///و هرگاه درآیند بر تو آنان که ایمان آورند به آیتهای ما بگو سلام بر شما نوشت پروردگار شما بر خویشتن رحمت را که هر کس انجام دهد از شما بدی را به نادانی سپس بازگردد پس از آن و اصلاح کند همانا او است آمرزنده مهربان‌///و هنگامی‌که کسانی به آیات ما ایمان می‌آورند نزدت آیند، بگو: «درود بر شما؛ پروردگارتان رحمت را بر خود همی نبشته، که هر کس از شما همانا به نادانی کار بدی کند، سپس به توبه و اصلاح گراید، پس (از آن) خدا بی‌گمان بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است.» quran_en_fa Thus do We explain the signs in detail: that the way of the sinners may be shown up. و این گونه آیات را بیان می‌کنیم تا [حق روشن شود و] راه و رسم گناهکاران آشکار گردد.///و این گونه آیات را بیان می‌کنیم تا [حق روشن شود و] راه و رسم گناهکاران آشکار گردد.///و این چنین آیات را به تفصیل بیان مى‌کنیم، تا راه و رسم مجرمان آشکار گردد.///و بدین‌سان آیات خود را به روشنى بیان مى‌داریم، تا راه و رسم گناهکاران آشکار گردد///و این گونه، آیات [خود] را به روشنى بیان مى‌کنیم تا راه و رسم گناهکاران روشن شود.///و ما بدین­گونه آیات را [براى مردم] به روشنى بیان مى‌کنیم، [تا حق، آشکار] و راه و رسم گناهکاران روشن شود.///و همچنین ما آیات را مفصل بیان کنیم (تا حق روشن شود) و تا راه گنهکاران معین و آشکار شود.///و بدین‌سان آیات خود را به روشنی بیان می‌داریم، تا راه و رسم گناهکاران آشکار گردد///و این چنین آیات را برمیشمریم، (تا حقیقت بر شما روشن شود،) و راه گناهکاران آشکار گردد.///چنین تفصیل دهیم آیتها را و تا پدیدار شود راه گنهکاران‌///و این‌گونه، آیات (خود) را بیان می‌کنیم و برای اینکه راه و رسم مجرمان به خوبی روشن شود. quran_en_fa Say: "I am forbidden to worship those - others than Allah - whom ye call upon." Say: "I will not follow your wain desires: If I did, I would stray from the path, and be not of the company of those who receive guidance." بگو: من از پرستیدن کسانی که شما به جای خدا می‌پرستید نهی شده‌ام. بگو: من از هواهای نفسانی شما پیروی نمی‌کنم، که در آن صورت گمراه شده‌ام و از راه یافتگان نخواهم بود.///بگو: من از پرستیدن کسانی که شما به جای خدا می‌پرستید نهی شده‌ام. بگو: من از هواهای نفسانی شما پیروی نمی‌کنم، که در آن صورت گمراه شده‌ام و از راه یافتگان نخواهم بود.///بگو: مرا منع کرده‌اند که آن خدایانى را که جز الله مى‌خوانید پرستش کنم. بگو: از هوسهاى شما متابعت نمى‌کنم تا مبادا گمراه شوم و از هدایت یافتگان نباشم.///بگو: همانا من از پرستش کسانى که شما غیر از خدا مى‌خوانید نهى شده‌ام. بگو: از هوس‌هاى شما پیروى نمى‌کنم، زیرا در این صورت قطعا به گمراهى مى‌افتم و از ره یافتگان نخواهم بود///بگو: «من نهى شده‌ام که کسانى را که شما غیر از خدا مى‌خوانید بپرستم!» بگو: «من از هوسهاى شما پیروى نمى‌کنم، و گر نه گمراه شوم و از راه‌یافتگان نباشم.»///بگو: «من از پرستش آنها که به جاى خدا مى‌خوانید، نهى شده‌ام.» بگو: «من از هوس‌هاى شما پیروى نمى‌کنم، که در این صورت گمراه شده و از هدایت‌یافتگان نخواهم بود.»///بگو که مرا از پرستش آن خدایان باطل که شما می‌پرستید منع فرموده‌اند. بگو: من پیروی هوسهای شما نکنم تا مبادا گمراه شده و راه هدایت نیابم.///بگو مرا نهی کرده‌اند که مبادا آنچه را به جای خدا می‌پرستید، بپرستم بگو از هوی و هوسهای شما پیروی نمی‌کنم، و اگر پیروی کنم به گمراهی افتاده‌ام و از رهیافتگان نیستم‌///بگو: «من از پرستش کسانی که غیر از خدا می‌خوانید، نهی شده‌ام!» بگو: «من از هوی و هوسهای شما، پیروی نمی‌کنم؛ اگر چنین کنم، گمراه شده‌ام؛ و از هدایت‌یافتگان نخواهم بود!»///بگو همانا نهی شدم از آنکه پرستش کنم آنان را که می‌خوانید جز خدا بگو پیروی نکنم خواسته‌های شما را که گمراه شوم در آن هنگام و نباشم از هدایت‌یافتگان‌///بگو: «من همواره نهی شده‌ام کسانی را که شما غیر از خدا می‌خوانید بپرستم!» بگو: «من هوس‌هایتان را پیروی نمی‌کنم. (زیرا اگر چنین کنم) در این هنگام (و هنگامه) همواره گمراه شده‌ام و از راه‌یافتگان نیستم.» quran_en_fa Say: "For me, I (work) on a clear sign from my Lord, but ye reject Him. What ye would see hastened, is not in my power. The command rests with none but Allah: He declares the truth, and He is the best of judges." بگو: من بر دلیل روشنی [مانند قرآن] از سوی پروردگارم هستم و حال آنکه شما آن را تکذیب کردید، عذابی که به آن شتاب دارید در اختیار من نیست. فرمان و حکم فقط به دست خداست، همواره حق را بیان می‌کند و او بهترین داوران و جداکنندگان [حق از باطل] است.///بگو: من بر دلیل روشنی [مانند قرآن] از سوی پروردگارم هستم و حال آنکه شما آن را تکذیب کردید، عذابی که به آن شتاب دارید در اختیار من نیست. فرمان و حکم فقط به دست خداست، همواره حق را بیان می‌کند و او بهترین داوران و جداکنندگان [حق از باطل] است.///بگو: من از پروردگارم دلیلى روشن دارم و شما آن دلیل را دروغ مى‌خوانید. آنچه بدین شتاب مى‌طلبید به دست من نیست. حکم تنها حکم خداست. حقیقت را بیان مى‌کند و او بهترین داوران است.///بگو: بى‌تردید، من بر حجت‌ى روشن از پروردگار خود هستم که شما آن را تکذیب کردید. آنچه را [از عذاب خدا] که شما خواستار شتاب در آنید نزد من نیست. فرمان جز به دست خدا نیست که حق را بیان مى‌کند و او بهترین داوران است///بگو: «من از جانب پروردگارم دلیل آشکارى [همراه‌] دارم، و [لى‌] شما آن را دروغ پنداشتید، [و] آنچه را به شتاب خواستار آنید در اختیار من نیست. فرمان جز به دست خدا نیست، که حق را بیان مى‌کند، و او بهترین داوران است.»///بگو: «من از طرف پروردگارم دلیل آشکارى دارم؛ ولى شما آن را دروغ پنداشتید. آنچه را شما [از عذاب الهى] با شتاب مى‌طلبید، به دست من نیست. فرمان جز به دست خدا نیست، که حق را بیان مى‌کند و او بهترین [داور و] جداکننده‌ى حق از باطل است.»///بگو: من هر چه می‌گویم با برهانی از سوی پروردگارم است و شما تکذیب آن می‌کنید. عذابی که شما بدان تعجیل می‌کنید امر آن به دست من نیست، فرمان جز خدا را نخواهد بود، که به حق دستور می‌دهد و او بهترین حکم فرمایان است.///بگو من حجت آشکاری از پروردگارم دارم و شما آن را دروغ می‌انگارید، آنچه با [شدت و] شتاب از من می‌خواهید در اختیار من نیست، حکم جز به دست خداوند نیست، که گویای حق و حقیقت و بهترین داوران است‌///بگو: «من دلیل روشنی از پروردگارم دارم؛ و شما آن را تکذیب کرده‌اید! آنچه شما در باره آن (از نزول عذاب الهی) عجله دارید، به دست من نیست! حکم و فرمان، تنها از آن خداست! حق را از باطل جدا می‌کند، و او بهترین جداکننده (حق از باطل) است.»///بگو همانا من بر نشانه‌ای از پروردگار خویشم و شما تکذیب آن کردید نیست نزد من آنچه شتاب دارید بدان نیست حکم جز از آن خدا میسراید حق را و او است بهتر جداسازندگان‌///بگو: «من به‌راستی از جانب پروردگارم (مسلط) بر دلیلی آشکار هستم، در حالی‌که شما با آن (همان و او را) تکذیب کردید. آنچه را (شما) به شتاب خواستارید نزد من نیست. فرمان جز برای خدا نیست (که او) حق را بازگو می‌کند. و او بهترین فیصله‌دهندگان است.» quran_en_fa Say: "If what ye would see hastened were in my power, the matter would be settled at once between you and me. But Allah knoweth best those who do wrong." بگو: اگر عذابی که به آن شتاب دارید در اختیار من بود، یقینا کار میان من و شما به سرعت تمام شده بود؛ و خدا به ستمکاران داناتر است [که چه زمانی آنان را عذاب کند.]///بگو: اگر عذابی که به آن شتاب دارید در اختیار من بود، یقینا کار میان من و شما به سرعت تمام شده بود؛ و خدا به ستمکاران داناتر است [که چه زمانی آنان را عذاب کند.]///بگو: اگر آنچه را که بدین شتاب مى‌طلبید به دست من بود، میان من و شما کار به پایان مى‌رسید، زیرا خدا به ستمکاران داناتر است.///بگو: اگر چیزى که شتاب در آن را مى‌خواهید نزد من بود، قطعا میان من و شما کار یکسره مى‌شد، و خدا به ستمکاران آگاه‌تر است///بگو: «اگر آنچه را با شتاب خواستار آنید نزد من بود، قطعا میان من و شما کار به انجام رسیده بود، و خدا به [حال‌] ستمکاران داناتر است.»///بگو: «اگر آنچه که درباره آن شتاب مى‌کنید، نزد من بود [و به درخواست شما عذاب نازل مى‌کردم]، قطعا کار میان من و شما پایان گرفته بود؛ ولى خداوند به حال ستمگران آگاه‌تر است [و به موقع مجازاتشان مى‌کند].»///بگو: اگر به دست من بود عذابی که به تعجیل می‌طلبید کار میان من و شما خاتمه می‌یافت، و خدا به احوال ظالمان داناتر است.///بگو اگر آنچه با [شدت و] شتاب از من می‌خواهید، در اختیار من بود، بین من و شما کار یکسره می‌شد و خداوند به ستمکاران آگاه‌تر است‌///بگو: «اگر آنچه درباره آن عجله دارید نزد من بود، (و به درخواست شما ترتیب‌اثر می‌دادم، عذاب الهی بر شما نازل می‌گشت؛) و کار میان من و شما پایان گرفته بود؛ ولی خداوند ظالمان را بهتر می‌شناسد (و بموقع مجازات می‌کند.)»///بگو اگر نزد من بود آنچه بدان شتاب می‌کنید همانا می‌گذشت کار میان من و شما و خدا داناتر است به ستمگران‌///بگو: «اگر آنچه را با شتاب خواستارید نزد من بود، بی‌گمان میان من و شما کار به پایان رسیده بود و خدا به (حال) ستمکاران داناتر (از دیگران) است.» quran_en_fa With Him are the keys of the unseen, the treasures that none knoweth but He. He knoweth whatever there is on the earth and in the sea. Not a leaf doth fall but with His knowledge: there is not a grain in the darkness (or depths) of the earth, nor anything fresh or dry (green or withered), but is (inscribed) in a record clear (to those who can read). و کلیدهای غیب فقط نزد اوست، و کسی آنها را جز او نمی‌داند. و به آنچه در خشکی و دریاست، آگاه است، و هیچ برگی نمی‌افتد مگر آنکه آن را می‌داند، و هیچ دانه‌ای در تاریکی‌های زمین، و هیچ‌تر و خشکی نیست مگر آنکه در کتابی روشن [ثبت] است.///و کلیدهای غیب فقط نزد اوست، و کسی آنها را جز او نمی‌داند. و به آنچه در خشکی و دریاست، آگاه است، و هیچ برگی نمی‌افتد مگر آنکه آن را می‌داند، و هیچ دانه‌ای در تاریکی‌های زمین، و هیچ‌تر و خشکی نیست مگر آنکه در کتابی روشن [ثبت] است.///کلیدهاى غیب نزد اوست. جز او کسى را از غیب آگاهى نیست. هر چه را که در خشکى و دریاست مى‌داند. هیچ برگى از درختى نمى‌افتد مگر آنکه از آن آگاه است. و هیچ دانه‌اى در تاریکیهاى زمین و هیچ ترى و خشکى نیست جز آنکه در کتاب مبین آمده است.///و کلیدهاى غیب نزد اوست. کسى جز او آن را نمى‌داند، و هر چه در خشکى و دریاست مى‌داند، و هیچ برگى نمى‌افتد مگر آن که بدان آگاه است، و هیچ دانه‌اى در تاریکى‌هاى زمین و هیچ‌تر و خشکى نیست مگر این که در کتابى روشن [درج‌] است///و کلیدهاى غیب، تنها نزد اوست. جز او [کسى‌] آن را نمى‌داند، و آنچه در خشکى و دریاست مى‌داند، و هیچ برگى فرو نمى‌افتد مگر [اینکه‌] آن را مى‌داند، و هیچ دانه‌اى در تاریکیهاى زمین، و هیچ‌تر و خشکى نیست مگر اینکه در کتابى روشن [ثبت] است.///و گنجینه‌هاى غیب، تنها نزد خداست. و جز او کسى آن را نمى‌داند و آنچه را در خشکى و دریاست، مى‌داند. و هیچ برگى از درخت نمى‌افتد، جز آن که او مى‌داند و هیچ دانه‌اى در تاریکى‌هاى زمین و هیچ‌تر و خشکى نیست، مگر آن که [علم آن] در کتاب مبین ثبت است.///و کلیدهای خزائن غیب نزد اوست، کسی جز او بر آن آگاه نیست و نیز آنچه در خشکی و دریاست همه را می‌داند و هیچ برگی از درخت نمی‌افتد مگر آنکه او آگاه است و نه هیچ دانه‌ای در زیر تاریکی‌های زمین و نه هیچ‌تر و خشکی، جز آنکه در کتابی مبین مسطور است.///و کلیدهای [گنجینه‌های‌] غیب نزد اوست و هیچ‌کس جز او آن را نمی‌داند، و آنچه در خشکی و دریاست می‌داند و هیچ برگی [از درخت‌] نمی‌افتد مگر آنکه آن را می‌داند، و هیچ دانه‌ای در تاریکیهای [توبرتوی‌] زمین و هیچ‌تر و خشکی نیست مگر آنکه در کتاب مبینی [مسطور] است‌///کلیدهای غیب، تنها نزد اوست؛ و جز او، کسی آنها را نمی‌داند. او آنچه را در خشکی و دریاست می‌داند؛ هیچ برگی (از درختی) نمی‌افتد، مگر اینکه از آن آگاه است؛ و نه هیچ دانه‌ای در تاریکیهای زمین، و نه هیچ‌تر و خشکی وجود دارد، جز اینکه در کتابی آشکار [= در کتاب علم خدا] ثبت است.///و نزد او است کلیدهای ناپیدا که نداند آنها را جز او و می‌داند آنچه را در دشت و دریا است و نیفتد برگی جز آنکه بداندش و نه دانه‌ای در تاریکیهای زمین و نه‌تری و نه خشکی مگر در کتابی است آشکار///و درب‌های غیب، تنها نزد اوست، (و) جز او (کسی) آنها را نمی‌داند و آنچه در خشکی و دریاست می‌داند و هیچ برگی فرو نمی‌افتد مگر (اینکه) آن را می‌داند و هیچ دانه‌ای (نهفته) در تاریکی‌های زمین و هیچ‌تر و خشکی نیست، مگر اینکه در کتابی روشنگر (ثبت) است. quran_en_fa It is He who doth take your souls by night, and hath knowledge of all that ye have done by day: by day doth He raise you up again; that a term appointed be fulfilled; In the end unto Him will be your return; then will He show you the truth of all that ye did. او کسی است که شبانگاهان روح شما را به وقت خواب می‌گیرد، و آنچه را در روز [از نیکی و بدی] به دست می‌آورید می‌داند؛ سپس شما را در روز [با برگرداندن روح به جسمتان از خواب] بر می‌انگیزد تا اجل معین سر آید؛ آن گاه بازگشت شما به سوی اوست؛ سپس شما را به آنچه همواره انجام می‌دادید آگاه می‌کند.///او کسی است که شبانگاهان روح شما را به وقت خواب می‌گیرد، و آنچه را در روز [از نیکی و بدی] به دست می‌آورید می‌داند؛ سپس شما را در روز [با برگرداندن روح به جسمتان از خواب] بر می‌انگیزد تا اجل معین سر آید؛ آن گاه بازگشت شما به سوی اوست؛ سپس شما را به آنچه همواره انجام می‌دادید آگاه می‌کند.///و اوست که شما را شب‌هنگام مى‌میراند و هر چه در روز کرده‌اید مى‌داند، آنگاه بامدادان شما را زنده مى‌سازد تا آن هنگام که مدت معین عمرتان به پایان رسد. سپس بازگشتتان به نزد اوست و شما را از آنچه کرده‌اید آگاه مى‌کند.///و او کسى است که روح شما را در شب [به وقت خواب‌] بر مى‌گیرد و آنچه را در روز کرده‌اید مى‌داند، سپس شما را در روز بر مى‌انگیزد تا مهلت معین سر آید. سپس بازگشت شما به سوى اوست و آن‌گاه شما را از [نتیجه‌] آنچه مى‌کردید آگاه مى‌سازد///و اوست کسى که شبانگاه، روح شما را [به هنگام خواب‌] مى‌گیرد؛ و آنچه را در روز به دست آورده‌اید مى‌داند؛ سپس شما را در آن بیدار مى‌کند، تا هنگامى معین به سر آید؛ آنگاه بازگشت شما به سوى اوست؛ سپس شما را به آنچه انجام مى‌داده‌اید آگاه خواهد کرد.///و او کسى است که [روح] شما را در شب [به هنگام خواب] مى‌گیرد و آنچه را در روز انجام مى‌دهید، مى‌داند. سپس شما را از خواب برمى‌انگیزد تا مدت معین [عمر شما] سپرى شود. عاقبت، بازگشت شما به سوى اوست. پس شما را به آنچه انجام مى‌دهید، خبر مى‌دهد.///-و اوست خدایی که چون شب (به خواب می‌روید) جان شما را برمی‌گیرد (و نزد خود می‌برد) و کردار شما را در روز می‌داند، و پس از آن (خواب) شما را بر می‌انگیزد تا اجلی که در قضا و قدر او معین است به پایان رسد، سپس (هنگام مرگ) به سوی او باز می‌گردید آن گاه به نتیجه آنچه کرده‌اید شما را آگاه گرداند.///و او کسی است که روح شما را در شب [به هنگام خواب‌] می‌گیرد و می‌داند که در روز چه کرده‌اید، سپس در آن شما را [از خواب‌] بر می‌انگیزد تا مهلت معینی سرآید، آنگاه بازگشت شما به سوی اوست و آنگاه شما را از [حقیقت‌] کار و کردارتان آگاه می‌گرداند///او کسی است که (روح) شما را در شب (به هنگام خواب) می‌گیرد؛ و از آنچه در روز کرده‌اید، با خبر است؛ سپس در روز شما را (از خواب) برمی‌انگیزد؛ و (این وضع همچنان ادامه می‌یابد) تا سرآمد معینی فرا رسد؛ سپس بازگشت شما به سوی اوست؛ و سپس شما را از آنچه عمل می‌کردید، با خبر می‌سازد.///و او است آنکه دریابد (بمیراند) شما را در شب و می‌داند آنچه را فراآورید در روز سپس برانگیزاند شما را در آن تا بگذرد سرآمدی معین سپس بسوی او است بازگشت شما پس آگهی دهد شما را بدانچه بودید عمل می‌کردید///و اوست کسی که شبانگاه، (روح انسانی) شما را (به هنگام خواب) برمی‌گیرد، حال آنکه آنچه را در روز (از بد و خوب) انجام داده‌اید می‌داند. سپس شما را در آن برمی‌انگیزد، تا مدتی مشخص به سرآید. پس (آن‌گاه) بازگشت شما تنها سوی اوست. سپس شما را به آنچه می‌کرده‌اید آگاهی بزرگ خواهد داد. quran_en_fa He is the irresistible, (watching) from above over His worshippers, and He sets guardians over you. At length, when death approaches one of you, Our angels take his soul, and they never fail in their duty. و اوست که بر بندگانش چیره و غالب است، و همواره نگهبانانی [از فرشتگان] برای [حفاظت] شما [از حوادث و بلاها] می‌فرستد تا هنگامی که یکی از شما را مرگ در رسد [در این وقت] فرستادگان ما جانش را می‌گیرند؛ و آنان [در مأموریت خود] کوتاهی نمی‌کنند.///و اوست که بر بندگانش چیره و غالب است، و همواره نگهبانانی [از فرشتگان] برای [حفاظت] شما [از حوادث و بلاها] می‌فرستد تا هنگامی که یکی از شما را مرگ در رسد [در این وقت] فرستادگان ما جانش را می‌گیرند؛ و آنان [در مأموریت خود] کوتاهی نمی‌کنند.///اوست قاهرى فراتر از بندگانش. نگهبانانى بر شما مى‌گمارد، تا چون یکى از شما را مرگ فرا رسد فرستادگان ما بى هیچ کوتاهى و گذشتى جان او بگیرند.///و او بر بندگان خود غالب است و بر شما محافظانى مى‌فرستد، تا وقتى که مرگ یکى از شما فرا رسد، فرستادگان ما جانش را مى‌ستانند و [در انجام وظیفه‌] کوتاهى نمى‌کنند///و اوست که بر بندگانش قاهر [و غالب‌] است؛ و نگهبانانى بر شما مى‌فرستد، تا هنگامى که یکى از شما را مرگ فرا رسد، فرشتگان ما جانش بستانند، در حالى که کوتاهى نمى‌کنند.///و تنها اوست که قهر و اقتدارش برتر از بندگان است و نگهبانانى بر شما مى‌فرستد، تا چون مرگ یکى از شما فرارسد، فرستادگان ما [فرشتگان،] جان او را بازگیرند و در کار خود، هیچ کوتاهى نکنند.///و اوست خدایی که قهر و اقتدارش مافوق بندگان است و فرشتگانی را به نگهبانی بر شما می‌فرستد، تا آن گاه که هنگام مرگ یکی از شما فرا رسد رسولان ما او را می‌میرانند و در قبض روح شما هیچ کوتاهی نخواهند کرد.///و او بر بندگان خود چیره است و بر شما نگهبانانی می‌فرستد، و چون مرگ یکی از شما فرارسد، فرشتگان ما روح او را می‌گیرند و فروگذار نمی‌کنند///او بر بندگان خود تسلط کامل دارد؛ و مراقبانی بر شما می‌گمارد؛ تا زمانی که یکی از شما را مرگ فرا رسد؛ (در این موقع،) فرستادگان ما جان او را می‌گیرند؛ و آنها (در نگاهداری حساب عمر و اعمال بندگان،) کوتاهی نمی‌کنند.///و او است نیرومند بر فراز بندگان خود و می‌فرستد بر شما نگهبانانی تا گاهی که برسد یکی از شما را مرگ دریابندش فرستادگان ما و آنان فروگذار نمی‌کنند///و تنها اوست که بر (سر و سامان) بندگانش قاهر (و غالب) است و نگهبانانی بر شما می‌فرستد، تا هنگامی که یکی از شما را مرگ فرا رسد؛ (آن‌گاه) فرشتگان ما او را (از این جهان) کامل و بی‌کم و کاست بستانند، در حالی که کوتاهی نمی‌کنند. quran_en_fa Then are men returned unto Allah, their protector, the (only) reality: Is not His the command? and He is the swiftest in taking account. سپس [همه] به سوی خدا، سرپرست و مولای به حقشان بازگردانده می‌شوند. آگاه باشید! [که در آن روز] فرمانروایی و حکومت مطلق فقط ویژه اوست؛ و او سریع‌ترین حساب گران است.///سپس [همه] به سوی خدا، سرپرست و مولای به حقشان بازگردانده می‌شوند. آگاه باشید! [که در آن روز] فرمانروایی و حکومت مطلق فقط ویژه اوست؛ و او سریع‌ترین حساب گران است.///سپس به نزد خدا، مولاى حقیقى خویش بازگردانیده شوند. بدان که حکم حکم اوست و او سریع‌ترین حسابگران است.///آن‌گاه به سوى خداوند، مولاى حقیقى‌شان بازگردانده مى‌شوند. بدانید که حکم از آن اوست و او سریع‌ترین حسابرسان است///آنگاه به سوى خداوند -مولاى بحقشان- برگردانیده شوند. آگاه باشید که داورى از آن اوست، و او سریعترین حسابرسان است.///سپس مردم به سوى خدا، مولاى حقشان بازگردانده مى‌شوند. آگاه باشید که دادرسى و داورى تنها از آن خداوند است و او سریع‌ترین حساب‌رسان است.///سپس به سوی خدای عالم که به حقیقت مولای بندگان است بازگردانده می‌شوند. آگاه باشید حکم (خلق) با خداست و او زودترین حسابرسان است.///آنگاه به سوی خداوند، که سرور راستینشان است، بازگردانده می‌شوند، بدانید که حکم او راست و او سریع‌ترین حسابرسان است‌///سپس (تمام بندگان) به سوی خدا، که مولای حقیقی آنهاست، بازمی‌گردند. بدانید که حکم و داوری، مخصوص اوست؛ و او، سریعترین حسابگران است!///سپس بازگردانیده شوند بسوی خدا سرپرست ایشان حق همانا از آن وی است حکم و اوست شتابنده‌ترین حسابگران‌///سپس سوی خدا - مولای بحق‌شان - برگردانیده شوند. حال آنکه حکم (تکوین و تشریع) تنها برای اوست و او سریع‌ترین حسابگران است. quran_en_fa Say: "Who is it that delivereth you from the dark recesses of land and sea, when ye call upon Him in humility and silent terror: 'If He only delivers us from these (dangers), (we vow) we shall truly show our gratitude'?" بگو: چه کسی شما را از تاریکی‌های خشکی و دریا نجات می‌دهد؟ در حالی که او را [برای نجات خود] از روی فروتنی و زاری و مخفیانه به کمک می‌طلبید؛ [و می‌گویید] که اگر ما را از این [تنگناها و مهلکه‌ها] نجات دهد، بی تردید از سپاس گزاران خواهیم بود.///بگو: چه کسی شما را از تاریکی‌های خشکی و دریا نجات می‌دهد؟ در حالی که او را [برای نجات خود] از روی فروتنی و زاری و مخفیانه به کمک می‌طلبید؛ [و می‌گویید] که اگر ما را از این [تنگناها و مهلکه‌ها] نجات دهد، بی تردید از سپاس گزاران خواهیم بود.///بگو: چه کسى شما را از وحشتهاى خشکى و دریا مى‌رهاند؟ او را به زارى و در نهان مى‌خوانید که اگر از این مهلکه ما را برهاند، ما نیز از سپاسگزاران خواهیم بود.///بگو: چه کسى شما را از ظلمات خشکى و دریا مى‌رهاند، در حالى که او را [علنى‌] و نهانى به زارى مى‌خوانید که اگر ما را از این [مهلکه‌] نجات داد، بى‌گمان از شاکران خواهیم شد///بگو: «چه کسى شما را از تاریکیهاى خشکى و دریا مى‌رهاند؟ در حالى که او را به زارى و در نهان مى‌خوانید: که اگر ما را از این [مهلکه‌] برهاند، البته از سپاسگزاران خواهیم بود.»///بگو: «چه کسى شما را از تاریکى‌هاى خشکى و دریا نجات مى‌دهد؟ وقتى که او را آشکارا و پنهان مى‌خوانید. [و مى‌گویید:]» اگر خدا ما را از این ظلمت رهایى دهد، از شکرگزاران خواهیم بود.»///بگو: آن کیست که شما را از تاریکی‌های بیابان و دریا نجات می‌دهد گاهی که او را به تضرع و زاری و از باطن قلب می‌خوانید که اگر ما را از این مهلکه نجات داد پیوسته شکرگزار او خواهیم بود؟///بگو چه کسی شما را از تاریکیها [و شداید] خشکی و دریا می‌رهاند، [زمانی‌] که او را به زاری و پنهانی می‌خوانید [و می‌گویید] اگر ما را از این [مهلکه‌] نجات داد، بی‌گمان از سپاسگزاران خواهیم شد///بگو: «چه کسی شما را از تاریکیهای خشکی و دریا رهایی می‌بخشد؟ در حالی که او را با حالت تضرع (و آشکارا) و در پنهانی می‌خوانید؛ (و می‌گویید:) اگر از این (خطرات و ظلمتها) ما را رهایی می‌بخشد، از شکرگزاران خواهیم بود.»///بگو که شما را رهائی دهد از تاریکیهای دشت و دریا خوانیدش به زاری و نهان که اگر رها ساختی ما را از این باشیم البته از سپاسگزاران‌///بگو: «چه کسی شما را از تاریکی‌های خشکی و دریا می‌رهاند؟ در حالی‌که او را به زاری و در نهان می‌خوانید: «اگر به‌راستی ما را از این (مهلکه) برهاند، بی‌چون (و) بی‌گمان از سپاسگزاران خواهیم بود.»» quran_en_fa Say "It is Allah that delivereth you from these and all (other) distresses: and yet ye worship false gods!" بگو: خدا شما را از آن [سختی‌ها] و از هر اندوهی نجات می‌دهد، باز شما به او شرک می‌ورزید [و به ناسپاسی می‌گرایید.]///بگو: خدا شما را از آن [سختی‌ها] و از هر اندوهی نجات می‌دهد، باز شما به او شرک می‌ورزید [و به ناسپاسی می‌گرایید.]///بگو: خداست که شما را از آن مهلکه و از هر اندوهى مى‌رهاند، باز هم بدو شرک مى‌آورید.///بگو: خداست که شما را از آن مهلکه و هر بلایى نجات مى‌دهد، آن‌گاه شما شرک مى‌ورزید///بگو: «خداست که شما را از آن [تاریکیها] و از هر اندوهى مى‌رهاند، باز شما شرک مى‌ورزید.»///بگو: «خدا شما را از این ظلمت‌ها و از هر ناگوارى دیگر نجات مى‌دهد، باز شما شرک مى‌ورزید.»///بگو: خداست که شما را از آن تاریکی‌ها نجات می‌دهد و از هر اندوهی می‌رهاند، باز هم به او شرک می‌آورید.///بگو خداوند شما را از آن نجات می‌دهد و نیز از هر گرفتاری، و باز شما شرک می‌ورزید///بگو: «خداوند شما را از اینها، و از هر مشکل و ناراحتی، نجات می‌دهد؛ باز هم شما برای او شریک قرار می‌دهید! (و راه کفر می‌پویید.)»///بگو خدا رهائی دهد شما را از آن و از هر اندوهی سپس شما بدو شرک همی ورزید///بگو: «خداست که شما را از آن (تاریکی‌ها) و از هر نگرانی و نابسامانی می‌رهاند، سپس (همین) شما (باز هم) شرک می‌ورزید.» quran_en_fa Say: "He hath power to send calamities on you, from above and below, or to cover you with confusion in party strife, giving you a taste of mutual vengeance - each from the other." See how We explain the signs by various (symbols); that they may understand. بگو: او تواناست که از بالای سرتان یا از زیر پاهایتان عذابی بر شما برانگیزد، یا شما را گروه گروه و حزب حزب به جان هم اندازد، [تا وضعتان به اختلافات سنگین و کینه‌های سخت بیانجامد،] و مزه تلخ جنگ و خونریزی را به هر گروه شما به وسیله گروه دیگر بچشاند؛ با تأمل بنگر چگونه آیات خود را به صورت‌های گوناگون بیان می‌کنیم تا بفهمند.///بگو: او تواناست که از بالای سرتان یا از زیر پاهایتان عذابی بر شما برانگیزد، یا شما را گروه گروه و حزب حزب به جان هم اندازد، [تا وضعتان به اختلافات سنگین و کینه‌های سخت بیانجامد،] و مزه تلخ جنگ و خونریزی را به هر گروه شما به وسیله گروه دیگر بچشاند؛ با تأمل بنگر چگونه آیات خود را به صورت‌های گوناگون بیان می‌کنیم تا بفهمند.///بگو: او قادر بر آن هست که از فراز سرتان یا از زیر پاهایتان عذابى بر شما بفرستد، یا شما را گروه گروه درهم افکند و خشم و کین گروهى را به گروه دیگر بچشاند. بنگر که آیات را چگونه گوناگون بیان مى‌کنیم. باشد که به فهم دریابند.///بگو: او تواناست که بر شما عذابى از بالا یا زیر پایتان بفرستد یا شما را دچار تفرقه سازد و شرارت بعضى از شما را به بعضى دیگر بچشاند. بنگر چگونه آیات را به صورت‌هاى گوناگون بیان مى‌داریم باشد که آنها فهم کنند///بگو: «او تواناست که از بالاى سرتان یا از زیر پاهایتان عذابى بر شما بفرستد یا شما را گروه گروه به هم اندازد [و دچار تفرقه سازد] و عذاب بعضى از شما را به بعضى [دیگر] بچشاند.» بنگر، چگونه آیات [خود] را گوناگون بیان مى‌کنیم باشد که آنان بفهمند.///بگو: «او تواناست که از بالاى سرتان یا از زیر پایتان عذابى بر شما بفرستد، یا شما را به صورت گروه‌هاى گوناگون با هم درگیر کند و طعم تلخ جنگ و خونریزى را توسط یکدیگر به شما بچشاند.» بنگر که چگونه آیات را گونه‌گون بازگو مى‌کنیم، باشد که بفهمند.///بگو: او تواناست که بر شما عذابی از آسمان یا زمین فرستد یا شما را به اختلاف کلمه و پراکندگی درافکند و بعضی را به عذاب بعضی گرفتار کند بنگر چگونه ما آیات خود را به طرق مختلف بیان می‌کنیم، شاید مردم چیزی بفهمند.///بگو او تواناست به اینکه به شما عذابی از فراز یا فرودتان برانگیزد یا شما را گرفتار اختلاف کلمه کند و به بعضی از شما شر و بلای بعضی دیگر را بچشاند، بنگر چگونه آیات را گونه‌گون بیان می‌داریم تاایشان دریابند///بگو: «او قادر است که از بالا یا از زیر پای شما، عذابی بر شما بفرستد؛ یا بصورت دسته‌های پراکنده شما را با هم بیامیزد؛ و طعم جنگ (و اختلاف) را به هر یک از شما بوسیله دیگری بچشاند.» ببین چگونه آیات گوناگون را (برای آنها) بازگو می‌کنیم! شاید بفهمند (و بازگردند)!///بگو او است توانا بر آنکه بیانگیزاند بر شما عذابی از فراز شما یا از زیر پایهای شما یا به هم اندازد شما را گروه‌هائی و بچشاند بعضی را از شما آیان بعضی بنگر چگونه می‌گردانیم آیتها را شاید دریابند ایشان‌///بگو: «همو تواناست بر اینکه از بالای (سر) تان، یا از زیر پاهایتان عذابی بر شما بفرستد، یا شما را لباس تفرقه بپوشاند (و گروه گروه به جان هم اندازد) و گرفتاری بعضی از شما را به بعضی (دیگر) بچشاند.» بنگر (که) چگونه آیات (خود) را گوناگون باز (و ممتاز) بیان می‌کنیم، شاید آنان دریابند. quran_en_fa But thy people reject this, though it is the truth. Say: "Not mine is the responsibility for arranging your affairs; و قوم تو [قرآن] را در حالی که حق است تکذیب کردند؛ بگو: من بر [هدایت، پاداش و کیفر] شما کارساز و صاحب اختیار نیستم.///و قوم تو [قرآن] را در حالی که حق است تکذیب کردند؛ بگو: من بر [هدایت، پاداش و کیفر] شما کارساز و صاحب اختیار نیستم.///قوم تو قرآن را دروغ مى‌شمردند در حالى که سخنى است بر حق. بگو: من کارساز شما نیستم.///و قوم تو آن (قرآن) را تکذیب کردند در حالى که آن حق است، بگو: من نگهبان شما نیستم [که شما را به ایمان اجبار کنم‌]///و قوم تو آن [=قرآن‌] را دروغ شمردند، در حالى که آن بر حق است. بگو: «من بر شما نگهبان نیستم.»///و قوم تو این قرآن را تکذیب کردند، با آن که سخن حقى است. بگو: «من وکیل و عهده‌دار ایمان آوردن شما نیستم.»///و قوم تو آن را تکذیب کردند در صورتی که حق محض همان بود. بگو: من نگهبان شما نیستم.///و قوم تو آن را دروغ انگاشتند و حال آنکه آن حق است، بگو من نگهبان شما نیستم‌///قوم و جمعیت تو، آن (آیات الهی) را تکذیب و انکار کردند، در حالی که حق است! (به آنها) بگو: «من مسؤول (ایمان‌آوردن) شما نیستم! (وظیفه من، تنها ابلاغ رسالت است، نه اجبار شما بر ایمان.)»///و دروغش شمردند قوم تو و آن است حق بگو نیستیم بر شما وکیل‌///و قوم تو با آن [: قرآن] (همان را) تکذیب کردند، در حالی‌که آن تمامی حق است. بگو: «من بر شما نگهبان نیستم.» quran_en_fa For every message is a limit of time, and soon shall ye know it." برای هر خبری [از مژده‌ها و بیم‌ها] قرارگاهی است، و به زودی [ظهور و تحقق آنها را در قرارگاه هایشان] خواهید دانست.///برای هر خبری [از مژده‌ها و بیم‌ها] قرارگاهی است، و به زودی [ظهور و تحقق آنها را در قرارگاه هایشان] خواهید دانست.///به زودى خواهید دانست که براى هر خبرى زمانى معین است.///هر خبرى را وقت وقوعى هست و به زودى خواهید دانست///براى هر خبرى هنگام [وقوع‌] است، و به زودى خواهید دانست.///براى هر خبرى وقتى مقرر است [که در آن واقع مى‌شود] و به زودى خواهید دانست.///برای هر خبری وقت معینی است و به زودی آگاه می‌شوید.///هر خبری سرانجامی دارد، و به زودی خواهید دانست‌///هر خبری (که خداوند به شما داده،) سرانجام قرارگاهی دارد، (و در موعد خود انجام میگیرد.) و بزودی خواهید دانست!///برای هر خبری است قرارگاهی و بزودی می‌دانید///برای هر خبری مهم قرارگاهی است و در آینده‌ای دور خواهید دانست. quran_en_fa When thou seest men engaged in vain discourse about Our signs, turn away from them unless they turn to a different theme. If Satan ever makes thee forget, then after recollection, sit not thou in the company of those who do wrong. و هرگاه کسانی را دیدی که در آیات ما [به قصد شبهه اندازی] به یاوه گویی و سخن بی منطق می‌پردازند از آنان روی گردان [و مجلسشان را ترک کن] تا در سخنی دیگر در آیند. و اگر شیطان تو را [نسبت به ترک مجلسشان] به فراموشی اندازد، پس از یاد آوردن [به سرعت بیرون برو و] با گروه ستمکاران منشین.///و هرگاه کسانی را دیدی که در آیات ما [به قصد شبهه اندازی] به یاوه گویی و سخن بی منطق می‌پردازند از آنان روی گردان [و مجلسشان را ترک کن] تا در سخنی دیگر در آیند. و اگر شیطان تو را [نسبت به ترک مجلسشان] به فراموشی اندازد، پس از یاد آوردن [به سرعت بیرون برو و] با گروه ستمکاران منشین.///و چون ببینى که در آیات ما از روى عناد گفت و گو مى‌کنند از آنها رویگردان شو تا به سخنى جز آن پردازند. و اگر شیطان تو را به فراموشى افکند، چون به یادت آمد با آن مردم ستمکاره منشین.///و چون کسانى را ببینى که در آیات ما [به سوء نیت‌] پرگویى مى‌کنند، از آنان روى برتاب تا به سخنى غیر از آن پردازند، و اگر شیطان [آن را] از یاد تو برد، بعد از آن که متذکر شدى با قوم ستمکار منشین///و چون ببینى کسانى [به قصد تخطئه‌] در آیات ما فرو مى‌روند از ایشان روى برتاب، تا در سخنى غیر از آن درآیند؛ و اگر شیطان تو را [در این باره‌] به فراموشى انداخت، پس از توجه، [دیگر] با قوم ستمکار منشین.///و هرگاه کسانى را دیدى که در آیات ما [به قصد تخطئه،] کند و کاو مى‌کنند، از آنان روى بگردان تا وارد مطلب دیگرى شوند. و اگر شیطان تو را به فراموشى انداخت، پس از توجه، [دیگر] با این قوم ستمگر منشین!///و چون گروهی را دیدی که برای خرده گیری و طعن زدن در آیات ما گفتگو می‌کنند از آنان دوری گزین تا در سخنی دیگر وارد شوند، و چنانچه شیطان البته فراموشت ساخت بعد از آنکه متذکر (کلام خدا) شدی دیگر با گروه ستمکاران مجالست مکن.///و چون کسانی را که در آیات ما کندوکاو می‌کنند دیدی از آنان روی بگردان تا به سخنی غیر از آن بپردازند و اگر شیطان تو را به فراموشی انداخت، بعد از آنکه به یاد آوردی با قوم ستمکار [مشرک‌] منشین‌///هرگاه کسانی را دیدی که آیات ما را استهزا می‌کنند، از آنها روی بگردان تا به سخن دیگری بپردازند! و اگر شیطان از یاد تو ببرد، هرگز پس از یادآمدن با این جمعیت ستمگر منشین!///و هرگاه بینی آنان را که فروروند در آیتهای ما پس روگردان از ایشان تا فرو روند در داستانی دیگر و اگر فراموشی آردت شیطان پس منشین پس از یادآوردن با گروه ستمگران‌///و هنگامی که ببینی کسانی (به قصد تخطئه) در ژرفای مشکلاتی در آیات ما غرقه می‌شوند، از ایشان روی برتاب، تا در سخنی دیگر فرو روند. و اگر شیطان پس از یادواره (ات) تو را (در این باره) بی‌چون به فراموشی اندازد، (دیگر) با ستمکاران منشین. quran_en_fa On their account no responsibility falls on the righteous, but (their duty) is to remind them, that they may (learn to) fear Allah. و چیزی از حساب ستمکاران [مغالطه‌گر] بر عهده کسانی که [به ناچار سخنان آنان را می‌شنوند ولی از نشستن با آنان] می‌پرهیزند نیست؛ بلکه [بر عهده اهل تقواست که یاوه گویان را] پند دهند، تا [از گفتار باطل و بی پایه خود] بپرهیزند.///و چیزی از حساب ستمکاران [مغالطه‌گر] بر عهده کسانی که [به ناچار سخنان آنان را می‌شنوند ولی از نشستن با آنان] می‌پرهیزند نیست؛ بلکه [بر عهده اهل تقواست که یاوه گویان را] پند دهند، تا [از گفتار باطل و بی پایه خود] بپرهیزند.///کسانى که پرهیزگارى پیشه کرده‌اند به گناه کافران بازخواست نخواهند شد، ولى باید آنان را پند دهند. باشد که پرهیزگار شوند.///و چیزى از حساب آنان (ستمکاران) بر عهده‌ى پرهیزکاران نیست، و لیکن یادآورى [و ارشاد لازم‌] است تا شاید بترسند///و چیزى از حساب آنان [=ستمکاران‌] بر عهده کسانى که پروا [ى خدا] دارند، نیست. لیکن، تذکر دادن [لازم‌] است، باشد که [از استهزا] پرهیز کنند.///کسانى که پروا پیشه کردند، به گناه ستمکاران بازخواست نخواهند شد، ولى باید آنان را پند دهند تا شاید پرهیزکار شوند.///بر کسانی که پرهیزکارند عقوبت حساب بدکاران نخواهد بود، لیکن بر آنهاست که (بدان را پند داده و) متذکر سازند، شاید پرهیز کنند.///و از حساب آنان چیزی بر عهده پرهیزگاران نیست، ولی این یادآوری است، تا پروا پیشه کنند///و (اگر) افراد با تقوا (برای ارشاد و اندرز با آنها بنشینند)، چیزی از حساب (و گناه) آنها بر ایشان نیست؛ ولی (این کار، باید تنها) برای یادآوری آنها باشد، شاید (بشنوند و) تقوی پیشه کنند!///و نیست بر آنان که پرهیز می‌کنند از حساب ایشان چیزی و لیکن یادآوردنی است شاید بترسند ایشان‌///و چیزی از حساب آنان [: ستمکاران] بر عهده‌ی کسانی که (از خدا) پروا دارند نیست، لیکن یادواره‌ای است، شاید (از این هم‌نشینان بپرهیزند و) پروا بدارند. quran_en_fa Leave alone those who take their religion to be mere play and amusement, and are deceived by the life of this world. But proclaim (to them) this (truth): that every soul delivers itself to ruin by its own acts: it will find for itself no protector or intercessor except Allah: if it offered every ransom, (or reparation), none will be accepted: such is (the end of) those who deliver themselves to ruin by their own acts: they will have for drink (only) boiling water, and for punishment, one most grievous: for they persisted in rejecting Allah. و کسانی که دینشان را بازی و سرگرمی گرفتند، و زندگی دنیا آنان را فریفت، و اگذار؛ و [مردم را] با قرآن اندرز ده؛ که مبادا کسی [در روز قیامت] به [کیفر] آنچه [از گناهان] مرتکب شده [از رحمت و ثواب] محروم ماند [و به هلاکت سپرده شود]؛ و او را جز خدا سرپرست و یاور و شفیعی نباشد؛ و اگر [برای رهایی اش از عذاب] هر گونه عوض و فدیه‌ای بدهد از او پذیرفته نشود. آنانند که به سبب آنچه [از اعمال زشت] مرتکب شده‌اند [از رحمت و ثواب] محروم مانده [و به هلاکت سپرده شده] اند. و به خاطر آنکه همواره [به آیات الهی] کفر می‌ورزیدند برای آنان نوشابه‌ای از آب جوشان و عذابی دردناک است.///و کسانی که دینشان را بازی و سرگرمی گرفتند، و زندگی دنیا آنان را فریفت، و اگذار؛ و [مردم را] با قرآن اندرز ده؛ که مبادا کسی [در روز قیامت] به [کیفر] آنچه [از گناهان] مرتکب شده [از رحمت و ثواب] محروم ماند [و به هلاکت سپرده شود]؛ و او را جز خدا سرپرست و یاور و شفیعی نباشد؛ و اگر [برای رهایی اش از عذاب] هر گونه عوض و فدیه‌ای بدهد از او پذیرفته نشود. آنانند که به سبب آنچه [از اعمال زشت] مرتکب شده‌اند [از رحمت و ثواب] محروم مانده [و به هلاکت سپرده شده] اند. و به خاطر آنکه همواره [به آیات الهی] کفر می‌ورزیدند برای آنان نوشابه‌ای از آب جوشان و عذابی دردناک است.///و واگذار آن کسانى را که دین خویش بازیچه و لهو گرفته‌اند و زندگانى دنیا فریبشان داد. و به قرآن پندشان ده مبادا بر کیفر اعمال خویش گرفتار آیند. جز خدا دادرس و شفیعى ندارند. و اگر براى رهایى خویش هر گونه فدیه دهند پذیرفته نخواهد شد. اینان به عقوبت اعمال خود مأخوذند و به کیفر آنکه کافر شده‌اند برایشان شرابى از آب جوشان و عذابى دردآور مهیا شده است.///و کسانى را که دین خود را بازیچه و سرگرمى گرفته و زندگى دنیا فریبشان داده است رها کن، و تو با آن [قرآن‌] پندشان ده تا مبادا کسى به سبب کارى که کرده به عذاب الهى دچار شود، که او را جز خدا یاور و شفاعتگرى نباشد، هرگونه عوضى دهد از او نگیرند. آنان کسانى///و کسانى را که دین خود را به بازى و سرگرمى گرفتند و زندگى دنیا آنان را فریفته است، رها کن؛ و [مردم را] به وسیله این [قرآن‌] اندرز ده؛ مبادا کسى به [کیفر] آنچه کسب کرده به هلاکت افتد، در حالى که براى او در برابر خدا یارى و شفاعتگرى نباشد؛ و اگر [براى رهایى خود] هر گونه فدیه‌اى دهد، از او پذیرفته نگردد. اینانند که به [سزاى‌] آنچه کسب کرده‌اند به هلاکت افتاده‌اند، و به [کیفر] آنکه کفر مى‌ورزیدند، شرابى از آب جوشان و عذابى پر درد خواهند داشت.///و کسانى که دین خود را به بازى و سرگرمى گرفتند و زندگى دنیا مغرورشان کرده است، آنان را رها کن. و به وسیله‌ى قرآن پندشان ده، تا مبادا به کیفر آنچه کسب کرده‌اند، به هلاکت افتند، در حالى که جز خدا هیچ یاور و شفیعى ندارند. و اگر [انسان در آن روز] هر گونه عوضى [براى کیفر] بپردازد، از او پذیرفته نمى‌شود. آنان کسانى هستند که به سزاى آنچه کسب کرده‌اند به هلاکت افتادند. براى آنان شرابى از آب سوزان و عذابى دردناک به کیفر کفرشان خواهد بود.///و آنان را که دین خود را بازیچه و سرگرمی گرفتند و زندگانی دنیا آنها را فریب داد به حال خود واگذار، همین قدر (آنها را) به این قرآن تذکر ده، تا مبادا کسی به عمل خود عاقبت گرفتار شود و او را جز خدا دادرس و شفیعی نباشد، و اگر هر چه (برای آسایش خود از عذاب) فدا دهد از او نپذیرند. آنها همان کسانی هستند که عاقبت به کیفر اعمالشان به هلاکت می‌رسند و به کیفر کفرشان شرابی از حمیم جهنم و عذابی دردناک دارند.///و کسانی را که دینشان را [چون‌] بازی و سرگرمی گرفته‌اند و زندگانی دنیا فریبشان داده است، رها کن و به آن پند بده، تا مبادا کسی به سبب کار و کردارش به مهلکه افتد، که او را در برابر خداوند نه یاوری هست و نه شفیعی، و اگر هر فدیه‌ای بدهد، از او پذیرفته نمی‌شود، اینان کسانی هستند که به سبب کار و کردارشان به مهلکه افتاده‌اند، و به خاطر کفری که ورزیده‌اند، نوشابه‌ای از آب گرم و عذابی دردناک [در پیش‌] دارند///و رها کن کسانی را که آیین (فطری) خود را به بازی و سرگرمی گرفتند، و زندگی دنیا، آنها را مغرور ساخته، و با این (قرآن)، به آنها یادآوری نما، تا گرفتار (عواقب شوم) اعمال خود نشوند! (و در قیامت) جز خدا، نه یاوری دارند، و نه شفاعت‌کننده‌ای! و (چنین کسی) هر گونه عوضی بپردازد، از او پذیرفته نخواهد شد؛ آنها کسانی هستند که گرفتار اعمالی شده‌اند که خود انجام داده‌اند؛ نوشابه‌ای از آب سوزان برای آنهاست؛ و عذاب دردناکی بخاطر اینکه کفر می‌ورزیدند (و آیات الهی را انکار) می‌کردند.///و بگذارید آنان را که گرفتند دین خود را بازی و هوسرانی و بفریفت ایشان را زندگانی دنیا و تذکر ده بدان تا سرافکنده نشود کسی بدانچه دست آورده است نیستش جز خدا دوست و نه شفاعتگری و اگر به جای خود دهد هر بدلی پذیرفته نشود از او آنانند که سرافکنده شدند بدانچه دست آوردند ایشان را است نوشابه‌ای از آب جوشان و شکنجه‌ای سخت بدانچه بودند کفر می‌ورزیدند///و کسانی را که دین خود را به بازی و انحراف گرفتند و (این) پست‌ترین زندگی آنان را فریفته است، رها کن و (مردم را) با این (قرآن) اندرز ده، مبادا کسی با دستاوردش به هلاکت افتد، در حالی که برای او از غیر خدا سرپرستی نباشد و نه شفاعتگری. و اگر (برای رهایی خود) هرگونه جایگزینی (همسنگ خود) دهد، از او گرفته نشود. اینانند که با آنچه به دست آورده‌اند به هلاکت افتادند و به (سبب) آنچه کفر می‌ورزیدند، آشامیدنی‌ای از آب جوشان و عذابی پر درد خواهند داشت. quran_en_fa Say: "Shall we indeed call on others besides Allah,- things that can do us neither good nor harm,- and turn on our heels after receiving guidance from Allah? - like one whom the evil ones have made into a fool, wandering bewildered through the earth, his friends calling, come to us', (vainly) guiding him to the path." Say: "Allah's guidance is the (only) guidance, and we have been directed to submit ourselves to the Lord of the worlds;- بگو: آیا به جای خدا معبودی را بپرستیم که نه سودی به ما رساند و نه زیانی؟ و پس از آنکه خدا ما را هدایت کرد [به سبب شرک و بت پرستی] به فرهنگ و فضای جاهلیت بازمان گردانند، مانند کسی که شیاطین عقلش را ربوده‌اند و در زمین سرگردان [و بی هدف و گمراه] است، در حالی که برای او یارانی است که وی را به سوی هدایت دعوت می‌کنند که به جانب ما بیا [ولی او به سبب سرگردانی و حیرت زدگی نمی‌پذیرد.] بگو: یقینا هدایت خدا همان هدایت [واقعی] است، و ما مأموریم که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم.///بگو: آیا به جای خدا معبودی را بپرستیم که نه سودی به ما رساند و نه زیانی؟ و پس از آنکه خدا ما را هدایت کرد [به سبب شرک و بت پرستی] به فرهنگ و فضای جاهلیت بازمان گردانند، مانند کسی که شیاطین عقلش را ربوده‌اند و در زمین سرگردان [و بی هدف و گمراه] است، در حالی که برای او یارانی است که وی را به سوی هدایت دعوت می‌کنند که به جانب ما بیا [ولی او به سبب سرگردانی و حیرت زدگی نمی‌پذیرد.] بگو: یقینا هدایت خدا همان هدایت [واقعی] است، و ما مأموریم که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم.///بگو: آیا سواى الله کسى را بخوانیم که نه ما را سود مى‌دهد و نه زیان مى‌رساند؟ و آیا پس از آنکه خدا ما را هدایت کرده است، همانند آن کس که شیطان گمراهش ساخته و حیران بر روى زمین رهایش کرده، از دین بازگردیم؟ او را یارانى است که به هدایت ندایش مى‌دهند که نزد ما بازگرد. بگو: هدایتى که از سوى خدا باشد، هدایت واقعى است. و به ما فرمان رسیده که در برابر پروردگار جهانیان تسلیم شویم.///بگو: آیا به جاى خداوند چیزى را بپرستیم که نه سودى به ما رساند و نه زیانى و بعد از آن که خدا هدایتمان کرده عقبگرد کنیم؟ مانند کسى که شیاطین او را زمین‌گیر کرده [و از حرکت بازداشته‌اند] که سرگشته مانده است، [در حالى که‌] یارانى هم دارد که وى را به هدای///بگو: «آیا به جاى خدا چیزى را بخوانیم که نه سودى به ما مى‌رساند و نه زیانى؛ و آیا پس از اینکه خدا ما را هدایت کرده از عقیده خود بازگردیم؟ مانند کسى که شیطانها او را در بیابان از راه به در برده‌اند، و حیران [بر جاى مانده] است؟ براى او یارانى است که وى را به سوى هدایت مى‌خوانند که:» به سوى ما بیا. «بگو:» هدایت خداست که هدایت [واقعى‌] است، و دستور یافته‌ایم که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم.///بگو: «آیا غیر خداوند، چیزى را بخوانیم که سود و زیانى براى ما ندارد و پس از آن که خداوند هدایتمان کرد، به عقب بازگشته [و کافر] شویم؟ همچون کسى که شیاطین او را در زمین از راه به در برده‌اند و سرگردان مانده است، در حالى که براى او یارانى [دلسوز] است که او را به هدایت دعوت کرده [و مى‌گویند:]» «نزد ما بیا [و حق را بپذیر].» بگو: «هدایتى که از سوى خدا باشد، هدایت واقعى است و ما مأموریم که براى خداى جهانیان تسلیم باشیم.///بگو: آیا ما خدا را رها کرده و چیزی را (مانند بتان) که هیچ قادر به نفع و ضرر ما نباشد به خدایی بخوانیم و بعد از آنکه خدا ما را هدایت نمود باز به خوی جاهلیت برگردانده شویم؟! مانند کسی که فریب و اغوای شیطان او را در زمین سرگردان ساخته است در حالی که او را یارانی است که او را به راه راست می‌خوانند که نزد ما بیا! بگو: هدایت خدا به حقیقت هدایت است و ما مأموریم که تسلیم فرمان خدای جهانیان باشیم.///بگو آیا به جای خداوند چیزی را بپرستیم که نه سودی به ما می‌رساند و نه زیانی، و آیا بعد از آنکه خداوند هدایتمان کرد از عقیده خود بازگردیم، همانند کسی که شیطان راهش را زده باشد، که در بیابان [سرگشته و] حیران ماند و یارانی داشته باشد که او را به هدایت بخوانند [و به او گویند] به سوی ما بیا، بگو بی‌گمان هدایت، بخوانند [و به او گویند] به سوی ما بیا، بگو بی‌گمان هدایت، همان هدایت الهی است، و به ما فرمان داده شده است که در برابر پروردگار جهانیان تسلیم باشیم‌///بگو: «آیا غیر از خدا، چیزی را بخوانیم (و عبادت کنیم) که نه سودی به حال ما دارد، نه زیانی؛ و (به این ترتیب،) به عقب برگردیم بعد از آنکه خداوند ما را هدایت کرده است؟! همانند کسی که بر اثر وسوسه‌های شیطان، در روی زمین راه را گم کرده، و سرگردان مانده است؛ در حالی که یارانی هم دارد که او را به هدایت دعوت می‌کنند (و می‌گویند:) به سوی ما بیا!» بگو: «تنها هدایت خداوند، هدایت است؛ و ما دستور داریم که تسلیم پروردگار عالمیان باشیم.///بگو آیا خوانیم جز خدا آنچه را نه سود دهد ما را و نه آیان رساند و برگردیم بر پاشنه‌های خود پس از آنکه راهنمائی کرد ما را خدا مانند آنکه فریفتندش شیاطین در زمین سراسیمه وی را یارانی است که خوانندش بسوی هدایت به نزد ما بیا بگو همانا هدایت خدا است هدایت و امر شدیم که گردن نهیم برای پروردگار جهانیان‌///بگو: «آیا پس از خدا چیزی را (به خدایی) بخوانیم که نه سودی به ما می‌رساند و نه زیانی می‌دهد و پس از اینکه خدا ما را هدایت کرده از عقیده‌ی خود به گذشته‌ها (ی تاریک) مان باز گردیم‌؟ مانند کسی که شیطان‌ها او را در زمین از راه به در بردند، حال آنکه حیران (بر جای مانده) است‌؟» برای او یارانی است که وی را سوی راه راست می‌خوانند (که:) «سوی ما بیا.» بگو: «هدایت خداست که به‌راستی هدایت (راستین) است و (ما) دستور یافته‌ایم که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم.» quran_en_fa "To establish regular prayers and to fear Allah: for it is to Him that we shall be gathered together." و [نیز فرمان یافته‌ایم] به اینکه نماز را بر پا دارید و از خدا پروا کنید، و اوست که به سویش گردآوری می‌شوید.///و [نیز فرمان یافته‌ایم] به اینکه نماز را بر پا دارید و از خدا پروا کنید، و اوست که به سویش گردآوری می‌شوید.///و نماز بخوانید و از او بترسید. اوست آنکه همگان نزدش محشور مى‌شوید.///و این که [گفته است‌]: نماز به پا کنید و از او پروا دارید، و او کسى است که به سوى وى محشور مى‌شوید///و اینکه نماز برپا دارید و از او بترسید، و هم اوست که نزد وى محشور خواهید گردید.///و [به ما امر شده که] نماز را بر پا دارید و از خداوند پروا کنید. و اوست آن که همگان نزدش محشور مى‌شوید.»///و نماز به پا دارید و از خدا بترسید و اوست که به سوی او محشور می‌شوید.///و اینکه نماز را برپا دارید و از او پروا کنید و اوست که به نزد او محشور می‌شوید///و (نیز به ما فرمان داده شده به) اینکه: نماز را برپا دارید! و از او بپرهیزید! و تنها اوست که به سویش محشور خواهید شد.»///و آنکه بپا دارید نماز را و بترسیدش و او است آنکه بسوی او گردآورده شوید///و اینکه نماز بر پا دارید و از او بهراسید و (هم) اوست که تنها به سویش ناگزیر گرد آورده خواهید شد. quran_en_fa It is He who created the heavens and the earth in true (proportions): the day He saith, "Be," behold! it is. His word is the truth. His will be the dominion the day the trumpet will be blown. He knoweth the unseen as well as that which is open. For He is the Wise, well acquainted (with all things). و اوست که آسمان‌ها و زمین را به درستی و راستی آفرید؛ و روزی که [اراده‌اش به آفریدن چیزی تعلق گیرد] می‌گوید: باش، پس بی درنگ می‌باشد؛ گفتارش حق است؛ و روزی که در صور دمیده شود فرمانروایی و حاکمیت مطلق ویژه اوست، دانای نهان و آشکار است، و او حکیم و آگاه است.///و اوست که آسمان‌ها و زمین را به درستی و راستی آفرید؛ و روزی که [اراده‌اش به آفریدن چیزی تعلق گیرد] می‌گوید: باش، پس بی درنگ می‌باشد؛ گفتارش حق است؛ و روزی که در صور دمیده شود فرمانروایی و حاکمیت مطلق ویژه اوست، دانای نهان و آشکار است، و او حکیم و آگاه است.///و اوست آنکه آسمانها و زمین را به حق بیافرید. و روزى که بگوید: موجود شو، پس موجود مى‌شود. گفتار او حق است. و در آن روز که در صور دمیده شود فرمانروایى از آن اوست. داناى نهان و آشکار است و او حکیم و آگاه است.///و اوست که آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید، و روزى که [به قیامت‌] گوید باش، وجود مى‌یابد، گفته او شدنى است. و روزى که در صور دمیده شود، حاکمیت و فرمان از آن اوست. داناى پنهان و پیداست، و او حکیم و آگاه است///و او کسى است که آسمانها و زمین را به حق آفرید، و هر گاه که مى‌گوید: «باش»، بى‌درنگ موجود شود؛ سخنش راست است؛ و روزى که در صور دمیده شود، فرمانروایى از آن اوست؛ داننده غیب و شهود است؛ و اوست حکیم آگاه.///و او کسى است که آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید و روزى که بگوید: موجود شو، بى‌درنگ، موجود مى‌شود. سخن او حق است. [و روز قیامت،] روزى که در صور دمیده مى‌شود، حکومت، تنها از آن اوست. داناى غیب و شهود است. و اوست حکیم و آگاه.///و اوست خدایی که آسمانها و زمین را به حق آفرید و روزی که بگوید: موجود باش، آن چیز بی‌درنگ موجود خواهد شد. سخن او حق است و پادشاهی و فرمان عالم روزی که در صور بدمند تنها با اوست و دانای نهان و آشکار است و هم او به تدبیر خلق دانا و (بر همه چیز) آگاه است.///و اوست که آسمانها و زمین را به حق آفرید و روزی که بگوید موجود شو، بی‌درنگ موجود شود، سخن او حق است، و روزی که در صور دمیده شود، فرمانروایی از آن اوست، اوست که دانای پنهان و پیداست، و اوست که فرزانه آگاه است‌///اوست که آسمانها و زمین را بحق آفرید؛ و آن روز که (به هر چیز) می‌گوید: «موجود باش!» موجود می‌شود؛ سخن او، حق است؛ و در آن روز که در «صور» دمیده می‌شود، حکومت مخصوص اوست، از پنهان و آشکار با خبر است، و اوست حکیم و آگاه.///و او است آنکه آفرید آسمانها و زمین را به حق و روزی که گوید بشو پس بشود گفتار او است حق و از آن وی است پادشاهی روزی که دمیده شود در صور دانای نهان و پدیدار و اوست حکیم دانا///و اوست کسی که آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید و روزی که (به چیزی) گوید «شو» پس می‌شود. سخنش (تمامی) حق است. روزی که در صور (با صدایی جانکاه و جان افزا) دمیده شود، فرمانروایی تنها از آن اوست. داننده‌ی غیب و شهود است و او حکیم بسیار آگاه است. quran_en_fa Lo! Abraham said to his father Azar: "Takest thou idols for gods? For I see thee and thy people in manifest error." و [یاد کنید] هنگامی را که ابراهیم به پدرش آزر [شخصی که بنابر روایات اهل بیت، پدر خوانده یا عمویش بود] گفت: آیا بت هایی را به عنوان معبود خود انتخاب می‌کنی؟ قطعا من تو را و قومت را در گمراهی آشکار می‌بینم.///و [یاد کنید] هنگامی را که ابراهیم به پدرش آزر [شخصی که بنابر روایات اهل بیت، پدر خوانده یا عمویش بود] گفت: آیا بت هایی را به عنوان معبود خود انتخاب می‌کنی؟ قطعا من تو را و قومت را در گمراهی آشکار می‌بینم.///و ابراهیم پدرش آزر را گفت: آیا بتان را به خدایى مى‌گیرى؟ تو و قومت را به آشکارا در گمراهى مى‌بینم.///و آن‌گاه که ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بتان را به خدایى مى‌گیرى؟ حقیقت این است که من، تو و قومت را در گمراهى آشکار مى‌بینم///و [یاد کن‌] هنگامى را که ابراهیم به پدر خود «آزر» گفت: «آیا بتان را خدایان [خود] مى‌گیرى؟ من همانا تو و قوم تو را در گمراهى آشکارى مى‌بینم.»///و [یاد کن] آن هنگام که ابراهیم به آزر [عموى مشرکش که به جای] پدرش [سرپرستی او را به عهده داشت]، گفت: «آیا بت‌ها را خدایان مى‌گیرى؟ بى‌شک تو و قومت را در گمراهى آشکار مى‌بینم.»///و (یاد کن) وقتی که ابراهیم به پدرش آزر (عمو و مربیش بود) گفت: آیا بتها را به خدایی اختیار کرده‌ای؟! من تو و پیروانت را در گمراهی آشکار می‌بینم.///و چنین بود که ابراهیم به پدرش آزر گفت آیا بتان را به خدایی می‌گیری؟ من تو و قومت را در گمراهی آشکار می‌بینم‌///(به خاطر بیاورید) هنگامی را که ابراهیم به پدرش [= عمویش‌] «آزر» گفت: «آیا بتهائی را معبودان خود انتخاب می‌کنی؟! من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری می‌بینم.»///و هنگامی که گفت ابراهیم به پدر خود آزر آیا می‌گیری بتان را خدایانی همانا می‌بینم تو و قومت را در گمراهی آشکار///و چون ابراهیم به پدر (تربیتی) خود -آزر- گفت: «آیا بتان را معبودان (خود و دیگران) می‌گیری‌؟ من همانا تو و گروهت را در (ژرفای) گمراهی آشکارگری می‌بینم.» quran_en_fa So also did We show Abraham the power and the laws of the heavens and the earth, that he might (with understanding) have certitude. و این گونه فرمانروایی و مالکیت و ربوبیت خود را بر آسمان‌ها و زمین به ابراهیم نشان می‌دهیم تا از یقین کنندگان شود.///و این گونه فرمانروایی و مالکیت و ربوبیت خود را بر آسمان‌ها و زمین به ابراهیم نشان می‌دهیم تا از یقین کنندگان شود.///بدین سان به ابراهیم ملکوت آسمانها و زمین را نشان دادیم تا از اهل یقین گردد.///و بدین سان ملکوت آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم نشان مى‌دادیم تا [بصیرت یابد] و تا از اهل یقین شود///و این گونه، ملکوت آسمانها و زمین را به ابراهیم نمایاندیم تا از جمله یقین‌کنندگان باشد.///و این گونه ملکوت آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم، تا از اهل یقین باشد.///و این چنین ما به ابراهیم ملکوت و باطن آسمانها و زمین را ارائه دادیم (تا یکتایی پروردگارش را دریابد) و تا به مقام اهل یقین رسد.///و بدین‌سان ملکوت آسمانها و زمین را به ابراهیم می‌نمایانیم تا از اصحاب یقین گردد///و این چنین، ملکوت آسمانها و زمین (و حکومت مطلقه خداوند بر آنها) را به ابراهیم نشان دادیم؛ (تا به آن استدلال کند،) و اهل یقین گردد.///و بدینسان بنمایانیم به ابراهیم پادشاهیهای آسمانها و زمین را و تا بگردد از یقین‌دارندگان‌///و بدین‌سان، ملکوت و حقیقت آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم (در حد توانش‌) می‌نمایانیم و برای اینکه از یقین‌کنندگان (به حقیقت ملکوتی از جریان زنده کردن مردگان) باشد. quran_en_fa When the night covered him over, He saw a star: He said: "This is my Lord." But when it set, He said: "I love not those that set." پس چون [تاریکی] شب او را پوشانید، ستاره‌ای دید [برای محکوم کردن ستاره پرستان با تظاهر به ستاره پرستی] گفت: این پروردگار من است؛ هنگامی که ستاره غروب کرد، گفت: من غروب کنندگان را دوست ندارم.///پس چون [تاریکی] شب او را پوشانید، ستاره‌ای دید [برای محکوم کردن ستاره پرستان با تظاهر به ستاره پرستی] گفت: این پروردگار من است؛ هنگامی که ستاره غروب کرد، گفت: من غروب کنندگان را دوست ندارم.///چون شب او را فروگرفت، ستاره‌اى دید. گفت: این است پروردگار من. چون فرو شد، گفت: فرو شوندگان را دوست ندارم.///پس چون شب بر او تاریک شد، ستاره‌اى دید. [براى احتجاج با مشرکان‌] گفت: این پروردگار من است، آن‌گاه چون افول کرد، گفت: زوال پذیران را دوست ندارم///پس چون شب بر او پرده افکند، ستاره‌اى دید؛ گفت: «این پروردگار من است.» و آنگاه چون غروب کرد، گفت: «غروب‌کنندگان را دوست ندارم.»///پس چون شب بر او پرده افکند، ستاره‌اى دید. گفت: «این پروردگار من است!» پس چون غروب کرد، گفت: «من زوال‌پذیران را دوست ندارم.»///پس چون شب بر او نمودار شد ستاره درخشانی دید، گفت: این پروردگار من است. چون آن ستاره غروب کرد گفت: من چیزهای غروب کردنی و ناپدید شدنی را دوست ندارم (به خدایی نخواهم گرفت).///زمانی که شب بر او پرده انداخت، ستاره‌ای دید و گفت این پروردگار من است، آنگاه چون افول کرد، گفت افول‌کنندگان را دوست ندارم‌///هنگامی که (تاریکی) شب او را پوشانید، ستاره‌ای مشاهده کرد، گفت: «این خدای من است؟» اما هنگامی که غروب کرد، گفت: «غروب‌کنندگان را دوست ندارم!»///آنگاه که فراگرفتش تاریکی شب دید ستاره‌ای را گفت این است پروردگار من و هنگامی که فرو نشست گفت دوست ندارم فروروندگان را///پس چون شب بر او پرده افکند، ستاره‌ای دید (و) گفت: «این پروردگار من است!» آن‌گاه که غروب کرد، گفت: «غروب‌کنندگان را دوست نمی‌دارم.» quran_en_fa When he saw the moon rising in splendour, he said: "This is my Lord." But when the moon set, He said: "unless my Lord guide me, I shall surely be among those who go astray." هنگامی که ماه را در حال طلوع دید [برای محکوم کردن ماه پرستان با تظاهر به ماه پرستی]، گفت: این پروردگار من است؛ چون ماه غروب کرد، گفت: یقینا اگر پروردگارم مرا هدایت نکند بدون شک از گروه گمراهان خواهم بود.///هنگامی که ماه را در حال طلوع دید [برای محکوم کردن ماه پرستان با تظاهر به ماه پرستی]، گفت: این پروردگار من است؛ چون ماه غروب کرد، گفت: یقینا اگر پروردگارم مرا هدایت نکند بدون شک از گروه گمراهان خواهم بود.///آنگاه ماه را دید که طلوع مى‌کند. گفت: این است پروردگار من. چون فروشد، گفت: اگر پروردگار من مرا راه ننماید، از گمراهان خواهم بود.///و چون ماه را تابان دید، گفت: این پروردگار من است، و چون فرو شد، گفت: اگر پروردگارم مرا هدایت نکند بى‌گمان از گمراهان خواهم شد///و چون ماه را در حال طلوع دید، گفت: «این پروردگار من است.» آنگاه چون ناپدید شد، گفت: «اگر پروردگارم مرا هدایت نکرده بود قطعا از گروه گمراهان بودم.»///پس چون ماه را در حال طلوع و درخشش دید، گفت: «این پروردگار من است!» پس چون غروب کرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا هدایت نکرده بود، قطعا از گروه گمراهان بودم.»///پس چون ماه تابان را دید گفت: این خدای من است. وقتی آن هم ناپدید گردید گفت: اگر خدای من مرا هدایت نکند همانا من از گمراهانم.///آنگاه چون ماه را تابان دید، گفت این پروردگار من است، و چون افول کرد گفت اگر پروردگارم مرا راهنمایی نکند بی‌گمان از گمراهان خواهم شد///و هنگامی که ماه را دید که (سینه افق را) می‌شکافد، گفت: «این خدای من است؟» اما هنگامی که (آن هم) غروب کرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا راهنمایی نکند، مسلما از گروه گمراهان خواهم بود.»///و هنگامی که دید ماه را تابنده گفت این است پروردگار من و گاهی که درون شد گفت اگر رهبریم نکند پروردگارم همانا می‌شوم از گروه گمراهان‌///پس چون ماه را در حال برآمدنی فراگیر دید، گفت: «این پروردگار من است!» پس چون ناپدید شد گفت: «اگر پروردگارم مرا هدایت نکند بی‌گمان همواره از گروه گمراهان خواهم بود.» quran_en_fa When he saw the sun rising in splendour, he said: "This is my Lord; this is the greatest (of all)." But when the sun set, he said: "O my people! I am indeed free from your (guilt) of giving partners to Allah. وقتی خورشید را در حال طلوع دید [برای محکوم کردن خورشیدپرستان با تظاهر به خورشید پرستی] گفت: این پروردگار من است، این بزرگ‌تر است؛ و هنگامی که غروب کرد، گفت: ای قوم من! بی تردید من [با همه وجود] از آنچه شریک خدا قرار می‌دهید، بیزارم.///وقتی خورشید را در حال طلوع دید [برای محکوم کردن خورشیدپرستان با تظاهر به خورشید پرستی] گفت: این پروردگار من است، این بزرگ‌تر است؛ و هنگامی که غروب کرد، گفت: ای قوم من! بی تردید من [با همه وجود] از آنچه شریک خدا قرار می‌دهید، بیزارم.///و چون خورشید را دید که طلوع مى‌کند، گفت: این است پروردگار من، این بزرگتر است. و چون فروشد، گفت: اى قوم من، من از آنچه شریک خدایش مى‌دانید بیزارم،///پس وقتى که خورشید را طالع دید، گفت: این پروردگار من است، این بزرگ‌تر است. و چون افول کرد، گفت: اى قوم! همانا من از آنچه شریک خدا مى‌پندارید بیزارم///پس چون خورشید را برآمده دید، گفت: «این پروردگار من است. این بزرگتر است.» و هنگامى که افول کرد، گفت: «اى قوم من، من از آنچه [براى خدا] شریک مى‌سازید بیزارم.»///پس چون خورشید را برآمده دید گفت: «این است پروردگار من! این بزرگتر [از ماه و ستاره] است.» اما چون غروب کرد، گفت: «اى قوم من! همانا من از آنچه براى خداوند شریک قرار مى‌دهید، بیزارم.///پس چون خورشید درخشان را دید گفت: این است خدای من، این بزرگتر است. چون آن هم ناپدید گردید گفت: ای قوم من، من از آنچه شما شریک خدا قرار می‌دهید بیزارم.///آنگاه چون خورشید را تابان دید گفت این پروردگار من است، این بزرگتر است، و چون افول کرد گفت ای قوم من، من از شرکی که می‌ورزید، بری و برکنارم‌///و هنگامی که خورشید را دید که (سینه افق را) می‌شکافت، گفت: «این خدای من است؟ این (که از همه) بزرگتر است!» اما هنگامی که غروب کرد، گفت: «ای قوم من از شریکهایی که شما (برای خدا) می‌سازید، بیزارم!///تا گاهی که دید خورشید را درخشان گفت این است پروردگار من این بزرگتر است سپس هنگامی که ناپدید شد گفت ای قوم همانا بیزارم از آنچه شما شرک می‌ورزید///پس چون خورشید را بر آمده و فراگیر دید، گفت: «این پروردگار من است! این بزرگ‌تر است! ‌» و هنگامی که (آن هم) پنهان شد، گفت: «ای گروه من! من از آنچه (برای خدا) شریک می‌سازید بسی بیزارم.» quran_en_fa "For me, I have set my face, firmly and truly, towards Him Who created the heavens and the earth, and never shall I give partners to Allah." من به دور از انحراف و با قلبی حق گرا همه وجودم را به سوی کسی که آسمان‌ها و زمین را آفرید، متوجه کردم و از مشرکان نیستم.///من به دور از انحراف و با قلبی حق گرا همه وجودم را به سوی کسی که آسمان‌ها و زمین را آفرید، متوجه کردم و از مشرکان نیستم.///من از روى اخلاص روى به سوى کسى آوردم که آسمانها و زمین را آفریده است، و من از مشرکان نیستم.///به راستى من خالصانه روى دل به سوى کسى داشته‌ام که آسمان‌ها و زمین را آفرید و من از مشرکان نیستم///من از روى اخلاص، پاکدلانه روى خود را به سوى کسى گردانیدم که آسمانها و زمین را پدید آورده است؛ و من از مشرکان نیستم.///من از سر اخلاص روى خود را به سوى کسى گرداندم که آسمان‌ها و زمین را پدید آورد و من از مشرکان نیستم.»///من با ایمان خالص روی به سوی خدایی آوردم که آفریننده آسمانها و زمین است و من هرگز از مشرکان نیستم.///من پاکدینانه روی دل می‌نهم به سوی کسی که آسمانها و زمین را آفریده است، و من از مشرکان نیستم‌///من روی خود را به سوی کسی کردم که آسمانها و زمین را آفریده؛ من در ایمان خود خالصم؛ و از مشرکان نیستم!///همانا برگرداندم روی خود را بسوی آنکه آفرید آسمانها و زمین را یکتاپرست و نیستم از شرک‌ورزندگان‌///«من از روی اخلاص، پاکدلانه روی خود را سوی کسی گردانیده‌ام که آسمان‌ها و زمین را به فطرت توحیدی پدید آورد و (من‌) از مشرکان نیستم.» quran_en_fa His people disputed with him. He said: "(Come) ye to dispute with me, about Allah, when He (Himself) hath guided me? I fear not (the beings) ye associate with Allah: Unless my Lord willeth, (nothing can happen). My Lord comprehendeth in His knowledge all things. Will ye not (yourselves) be admonished? قومش با او به گفتگوی بی منطق و ستیز برخاستند، گفت: آیا درباره خدا با من گفتگوی بی منطق و ستیز می‌کنید و حال آنکه او مرا هدایت کرد؟ و من از آنچه که شما شریک او قرار می‌دهید نمی‌ترسم مگر آنکه پروردگارم چیزی را [درباره من] بخواهد، دانش پروردگارم همه چیز را فراگرفته است، آیا [برای فهم توحید] متذکر نمی‌شوید؟///قومش با او به گفتگوی بی منطق و ستیز برخاستند، گفت: آیا درباره خدا با من گفتگوی بی منطق و ستیز می‌کنید و حال آنکه او مرا هدایت کرد؟ و من از آنچه که شما شریک او قرار می‌دهید نمی‌ترسم مگر آنکه پروردگارم چیزی را [درباره من] بخواهد، دانش پروردگارم همه چیز را فراگرفته است، آیا [برای فهم توحید] متذکر نمی‌شوید؟///و قومش با او به ستیزه برخاستند. گفت: آیا درباره الله با من ستیزه مى‌کنید، و حال آنکه او مرا هدایت کرده است؟ من از آن چیزى که شریک او مى‌انگارید، نمى‌ترسم. مگر آنکه پروردگار من چیزى را بخواهد. علم پروردگار من همه چیز را در برگرفته است. آیا پند نمى گیرید؟///و قومش با او به جدال برخاستند. گفت: آیا با من در باره‌ى خدا محاجه مى‌کنید، در صورتى که او مرا به راه راست هدایت کرده؟ و من از [شر] آنچه شریک او مى‌سازید بیم ندارم، مگر آن که پروردگارم چیزى بخواهد [و مرا بترساند]. دانش خداى من همه چیز را فرا گرفته ا///و قومش با او به ستیزه پرداختند. گفت: «آیا با من در باره خدا محاجه مى‌کنید و حال آنکه او مرا راهنمایى کرده است؟ و من از آنچه شریک او مى‌سازید بیمى ندارم، مگر آنکه پروردگارم چیزى بخواهد. علم پروردگارم به هر چیزى احاطه یافته است. پس آیا متذکر نمى‌شوید؟»///و قومش با وى به گفتگو و ستیزه پرداختند، او گفت: «[اى قوم من!] آیا درباره‌ى خدا با من محاجه و ستیزه مى‌کنید؟ و حال آن که او مرا هدایت کرده است. و من از آنچه شما شریک او مى‌پندارید، بیم ندارم، مگر آن که پروردگارم چیزى بخواهد، [که اگر هم آسیبى به من برسد، خواست خداست، نه بت‌ها،] علم پروردگارم همه چیز را فراگرفته، پس آیا پند نمى‌گیرید؟///قوم ابراهیم با او در مقام خصومت و احتجاج برآمدند، گفت: آیا با من درباره خدا محاجه می‌کنید؟ و حال آنکه خدا مرا هدایت کرده و هیچ از آنچه شما شریک خدا می‌خوانید بیمی ندارم مگر آنکه خدا بر من چیزی بخواهد، پروردگار من علمش به همه موجودات محیط است، آیا متذکر نمی‌شوید؟!///و قوم او با او محاجه می‌کردند، او به ایشان گفت آیا درباره خداوند با من محاجه می‌کنید، و حال آنکه مرا به راه راست هدایت کرده است و از [شر] شرک شما نمی‌ترسم مگر آنکه پروردگارم چیزی [و خوف و خطری برایم‌] خواسته باشد، پروردگار من بر همه چیز احاطه علمی دارد، آیا پند نمی‌گیرید؟///ولی قوم او [= ابراهیم‌]، با وی به گفتگو و ستیز پرداختند؛ گفت: «آیا درباره خدا با من گفتگو و ستیز می‌کنید؟! در حالی که خداوند، مرا با دلایل روشن هدایت کرده؛ و من از آنچه شما همتای (خدا) قرار می‌دهید، نمی‌ترسم (و به من زیانی نمی‌رسانند)! مگر پروردگارم چیزی را بخواهد! وسعت آگاهی پروردگارم همه چیز را در برمی‌گیرد؛ آیا متذکر (و بیدار) نمی‌شوید؟!///و ستیزه کردند با وی قومش گفت آیا با من ستیزه کنید در خدا حالی که هدایتم کرده است و نترسم آنچه را شرک بدان ورزید جز آنکه بخواهد پروردگار من چیزی را فراگرفته است پروردگارم همه چیز را به دانش آیا یاد نمی‌آورید///و (چون) گروهش با او به ستیزه پرداختند، گفت: «آیا با من درباره‌ی خدا محاجه می‌کنید؟ حال آنکه همواره او مرا راهنمایی کرده است. و من از آنچه شریک او می‌سازید بیمی ندارم، مگر آنکه پروردگارم چیزی بخواهد. علم پروردگارم بر هر چیزی فراگیر است. آیا پس (از این همه برهان) متذکر نمی‌شوید؟» quran_en_fa "How should I fear (the beings) ye associate with Allah, when ye fear not to give partners to Allah without any warrant having been given to you? Which of (us) two parties hath more right to security? (tell me) if ye know. چگونه از آنچه شما شریک او قرار داده‌اید بترسم؟! در حالی که خود شما از اینکه چیزی را شریک خدا گرفته‌اید که خدا هیچ دلیلی بر حقانیت آن بر شما نازل نکرده نمی‌ترسید، اگر حقایق را می‌دانید [بگویید] کدام یک از دو گروه [خداپرستان و مشرکان] به ایمنی [از عذاب خدا] سزاوارترند؟///چگونه از آنچه شما شریک او قرار داده‌اید بترسم؟! در حالی که خود شما از اینکه چیزی را شریک خدا گرفته‌اید که خدا هیچ دلیلی بر حقانیت آن بر شما نازل نکرده نمی‌ترسید، اگر حقایق را می‌دانید [بگویید] کدام یک از دو گروه [خداپرستان و مشرکان] به ایمنی [از عذاب خدا] سزاوارترند؟///چرا از آن چیزى که شریک خدایش ساخته‌اید بترسم در حالى که شما چیزهایى را که هیچ دلیلى درباره آنها نازل نکرده است مى‌پرستید و بیمى به دل راه نمى‌دهید؟ اگر مى‌دانید بگویید که کدام یک از این دو گروه به ایمنى سزاوارترند؟///و چگونه از آنچه شریک خدا کرده‌اید بترسم، در صورتى که شما از این کارتان نمى‌ترسید که براى خدا چیزى را شریک مى‌کنید که خدا در باره‌ى آن حجتى براى شما نازل نکرده است. پس کدام یک از ما دو گروه به ایمنى سزاوارتر است اگر مى‌دانید///و چگونه از آنچه شریک [خدا] مى‌گردانید بترسم، با آنکه شما خود از اینکه چیزى را شریک خدا ساخته‌اید که [خدا] دلیلى در باره آن بر شما نازل نکرده است نمى‌هراسید؟ پس اگر مى‌دانید، کدام یک از [ما] دو دسته به ایمنى سزاوارتر است؟///و چگونه از چیزى که شریک خدا ساخته‌اید بترسم؟ و حال آن که شما آنچه را که خدا هیچ دلیلى درباره‌ى آن بر شما نازل نکرده است، شریک او گرفته و نمى‌ترسید. اگر مى‌دانید [بگویید که] کدام یک از ما دودسته، به ایمنى [در قیامت] سزاوارتر است؟///و من چگونه از آنچه شما شریک خدا قرار می‌دهید بترسم در حالی که شما از شرک آوردن به خدا نمی‌ترسید با آنکه هیچ برهان و حجتی را بر آن شرک بر شما نازل نکرده است؟! آیا کدام یک از ما دو گروه به ایمنی سزاوارتریم اگر شما فهم سخن می‌کنید؟!///و چگونه از آنچه [برای خدا] شریک می‌آورید، بترسم در حالی که شما از اینکه برای خداوند شریک آورده‌اید، و هیچ حجتی در این باره به دست شما نداده است، نمی‌ترسید، پس اگر می‌دانید کدامیک از دو گروه سزاوارتر به امن [و امان‌] است؟///چگونه من از بتهای شما بترسم؟! در حالی که شما از این نمی‌ترسید که برای خدا، همتایی قرار داده‌اید که هیچ گونه دلیلی درباره آن، بر شما نازل نکرده است! (راست بگویید) کدام یک از این دو دسته (بت‌پرستان و خداپرستان)، شایسته‌تر به ایمنی (از مجازات) هستند اگر می‌دانید؟!///و چگونه ترسم آنچه را شرک ورزیدید و نترسید از آنکه شرک ورزیدید به خدا آن را که نفرستاده است بدان بر شما فرمانروائی‌ای پس کدام یک از دو گروه سزاوارترند به ایمن‌شدن اگر می‌دانید///«و چگونه از آنچه شریک (خدا) پنداشته‌اید بترسم، حال آنکه شما خود از اینکه چیزی را شریک خدا ساخته‌اید - که (خدا) دلیلی سلطه‌جو درباره‌ی آن بر شما فرو نفرستاده است - نمی‌هراسید؟ پس اگر می‌دانسته‌اید، کدام یک از (ما) دو دسته به ایمنی سزاوارتر است‌؟» quran_en_fa "It is those who believe and confuse not their beliefs with wrong - that are (truly) in security, for they are on (right) guidance." کسانی که ایمان آوردند و ایمانشان را به ستمی [چون شرک] نیامیختند، ایمنی [از عذاب] برای آنان است، و آنان راه یافتگانند.///کسانی که ایمان آوردند و ایمانشان را به ستمی [چون شرک] نیامیختند، ایمنی [از عذاب] برای آنان است، و آنان راه یافتگانند.///کسانى که ایمان آورده‌اند و ایمان خود را به شرک نمى‌آلایند، ایمنى از آن ایشان است و ایشان هدایت یافتگانند.///کسانى که ایمان آوردند و ایمان خویش را به ستم (شرک) نیالودند، امنیت مخصوص آنهاست و هم آنان هدایت یافتگانند///کسانى که ایمان آورده و ایمان خود را به شرک نیالوده‌اند، آنان راست ایمنى و ایشان راه‌یافتگانند.///کسانى که ایمان آوردند و ایمانشان را به ستم و شرک نیالودند، آنانند که برایشان ایمنى [از عذاب] است و آنان هدایت‌یافتگانند.»///آنان که ایمان آورده و ایمان خود را به ستمی نیالودند ایمنی آنها راست و هم آنها حقیقتا هدایت یافته‌اند.///کسانی که ایمان آورده‌اند و ایمانشان را به شرک نیالوده‌اند، آنانند که امن [و امان‌] دارند و آنانند که رهیافته‌اند///(آری،) آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست؛ و آنها هدایت‌یافتگانند!»///آنان که ایمان آوردند و نیالودند ایمان خویش را به ستم برای آنان است ایمنی و ایشانند هدایت‌شدگان‌///کسانی‌که ایمان آورده و ایمان خود را به ستم نیالودند، ایشان برایشان آرامش است و (هم) اینان راه یافتگانند. quran_en_fa That was the reasoning about Us, which We gave to Abraham (to use) against his people: We raise whom We will, degree after degree: for thy Lord is full of wisdom and knowledge. و آن [دلایل استوار و محکم] حجت و برهان ما بود که به ابراهیم در برابر قومش عطا کردیم؛ هر که را بخواهیم [به] درجاتی بالا می‌بریم؛ زیرا پروردگارت حکیم و داناست.///و آن [دلایل استوار و محکم] حجت و برهان ما بود که به ابراهیم در برابر قومش عطا کردیم؛ هر که را بخواهیم [به] درجاتی بالا می‌بریم؛ زیرا پروردگارت حکیم و داناست.///این برهان ما بود، که آن را به ابراهیم تلقین کردیم در برابر قومش. هر که را بخواهیم به درجاتى بالا مى‌بریم. هر آینه پروردگار تو حکیم و داناست.///و آن (اسلوب بیان) حجت ماست که به ابراهیم در برابر قومش دادیم. هر که را بخواهیم درجه‌ها بالا مى‌بریم. بى‌گمان پروردگار تو حکیم و داناست///و آن حجت ما بود که به ابراهیم در برابر قومش دادیم. درجات هر کس را که بخواهیم فرا مى‌بریم، زیرا پروردگار تو حکیم داناست.///این [نوع استدلال]، حجت ماست که در برابر قومش به ابراهیم دادیم، هر کس را که بخواهیم [و شایسته بدانیم]، به درجاتى بالا مى‌بریم. پروردگارت حکیم و داناست [و بر اساس علم و حکمت، مقام انسان‌ها را بالا مى‌برد].///این است حجتی که ما ابراهیم را بر قومش دادیم. ما هر که را بخواهیم به درجات رفیع بالا می‌بریم، که خدای تو به نظام و صلاح عالمیان آگاه و داناست.///و این حجت ماست که به ابراهیم در برابر قومش بخشیدیم، درجات هرکس را که بخواهیم فرا می‌بریم، بی‌گمان پروردگار تو فرزانه داناست‌///اینها دلایل ما بود که به ابراهیم در برابر قومش دادیم! درجات هر کس را بخواهیم (و شایسته بدانیم،) بالا می‌بریم؛ پروردگار تو، حکیم و داناست.///و این است حجت ما که دادیمش به ابراهیم بر قوم او بالا بریم پایه‌های هر که را خواهیم همانا پروردگار تو است حکیم دانا///و آن حجت ماست که به ابراهیم علیه قومش دادیم. (و ما) هر کس را بخواهیم (به‌) درجاتی فرامی‌بریم. همواره پروردگارت حکیمی بس داناست. quran_en_fa We gave him Isaac and Jacob: all (three) guided: and before him, We guided Noah, and among his progeny, David, Solomon, Job, Joseph, Moses, and Aaron: thus do We reward those who do good: و اسحاق و یعقوب را به ابراهیم بخشیدیم، [و] هر یک را هدایت کردیم، و [نیز] نوح را پیش از این هدایت نمودیم، و از فرزندان او داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را [هدایت کردیم؛] و این گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم.///و اسحاق و یعقوب را به ابراهیم بخشیدیم، [و] هر یک را هدایت کردیم، و [نیز] نوح را پیش از این هدایت نمودیم، و از فرزندان او داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را [هدایت کردیم؛] و این گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم.///و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همگى را هدایت کردیم. و نوح را پیش از این هدایت کرده بودیم و از فرزندان ابراهیم داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسى و هارون را هدایت کردیم. و نیکوکاران را این گونه جزا دهیم.///و اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم [و] همه را هدایت کردیم، و نوح را از پیش هدایت کرده بودیم، و از نسل او داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسى و هارون را هدایت کردیم، و بدین‌سان نیکوکاران را پاداش مى‌دهیم///و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم، و همه را به راه راست درآوردیم، و نوح را از پیش راه نمودیم، و از نسل او داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسى و هارون را [هدایت کردیم‌] و این گونه، نیکوکاران را پاداش مى‌دهیم.///و ما به او [ابراهیم]، اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و یکایک آنان را هدایت کردیم. و نوح را پیش از آنان هدایت کرده بودیم. و از نسل ابراهیم، داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسى و هارون را [نیز هدایت کردیم] و ما این‌گونه نیکوکاران را پاداش مى‌دهیم.///و ما به ابراهیم، اسحاق و یعقوب را عطا کردیم و همه را به راه راست بداشتیم و نوح را پیش از ابراهیم و فرزندانش داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را هدایت نمودیم و این چنین نیکوکاران را پاداش می‌دهیم.///و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را هدایت کردیم، و نیز پیش از آن نوح را راه نمودیم و داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را که از زاد و رود او بودند، و بدین‌سان نیکوکاران را جزا می‌دهیم‌///و اسحاق و یعقوب را به او [= ابراهیم‌] بخشیدیم؛ و هر دو را هدایت کردیم؛ و نوح را (نیز) پیش از آن هدایت نمودیم؛ و از فرزندان او، داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را (هدایت کردیم)؛ این‌گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم!///و ارزانی داشتیم بدو اسحق و یعقوب را هر کدام هدایت کردیم و نوح را هدایت کردیم از پیش و از نژاد او داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را و بدینسان پاداش دهیم نیکوکاران را///و برای او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم (و) همه را (به راه راست وحیانی) هدایت کردیم و نوح را از پیش راه نمودیم و از فرزندانش، داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را (نیز). و این‌گونه، نیکوکاران را پاداش می‌دهیم. quran_en_fa And Zakariya and John, and Jesus and Elias: all in the ranks of the righteous: و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را [نیز که از نسل اویند، هدایت نمودیم] همه از شایستگان بودند.///و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را [نیز که از نسل اویند، هدایت نمودیم] همه از شایستگان بودند.///و زکریا و یحیى و عیسى و الیاس، که همه از صالحان بودند.///و همچنین زکریا و یحیى و عیسى و الیاس را که همگى از صالحان بودند///و زکریا و یحیى و عیسى و الیاس را که همه از شایستگان بودند،///و زکریا و یحیى و عیسى و الیاس را [نیز هدایت کردیم و] همه از شایستگانند.///و هم زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را (هدایت کردیم) که همه از نیکوکارانند.///و نیز زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را، که همگی از شایستگان بودند///و (همچنین) زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را؛ همه از صالحان بودند.///و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را هرکدام از شایستگان‌///و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را (که) همه‌ی آنان از شایستگانند. quran_en_fa And Isma'il and Elisha, and Jonas, and Lot: and to all We gave favour above the nations: و اسماعیل و یسع و یونس و لوط را [هدایت کردیم]، و همه را بر جهانیان برتری دادیم.///و اسماعیل و یسع و یونس و لوط را [هدایت کردیم]، و همه را بر جهانیان برتری دادیم.///و اسماعیل و الیسع و یونس و لوط، که همه را بر جهانیان برترى نهادیم.///و اسماعیل و یسع و یونس و لوط را، جملگى را بر جهانیان برترى دادیم///و اسماعیل و یسع و یونس و لوط، که جملگى را بر جهانیان برترى دادیم.///و اسماعیل و یسع و یونس و لوط را [نیز هدایت کردیم] و همه را بر جهانیان برترى دادیم.///و نیز اسماعیل و یسع و یونس و لوط را (هدایت کردیم) و ما همه آن پیغمبران را بر عالمیان شرافت و برتری دادیم.///و نیز اسماعیل و الیسع و یونس و لوط را و همگیشان را بر جهانیان برتری دادیم‌///و اسماعیل و الیسع و یونس و لوط را؛ و همه را بر جهانیان برتری دادیم.///و اسمعیل و الیسع و یونس و لوط و هر کدام را برتری دادیم بر جهانیان‌///و اسماعیل و یسع و یونس و لوط و همگی را بر جهانیان برتری دادیم. quran_en_fa (To them) and to their fathers, and progeny and brethren: We chose them, and we guided them to a straight way. و از پدران و فرزندان و برادرانشان برخی را [برتری عطا کردیم]، و آنان را برگزیدیم و به راهی راست هدایت نمودیم.///و از پدران و فرزندان و برادرانشان برخی را [برتری عطا کردیم]، و آنان را برگزیدیم و به راهی راست هدایت نمودیم.///و از پدرانشان و فرزندانشان و برادرانشان بعضى را هدایت کردیم، و ایشان را برگزیدیم و به راه راست راه نمودیم.///و از پدران و فرزندان و برادرانشان [نیز مشمول برترى قرار دادیم‌] و آنان را برگزیدیم و به راه راست هدایت کردیم///و از پدران و فرزندان و برادرانشان برخى را [بر جهانیان برترى دادیم‌]، و آنان را برگزیدیم و به راه راست راهنمایى کردیم.///و از پدران و ذریه و برادرانشان، کسانى را [مورد لطف قراردادیم و به خاطر لیاقتشان آنان را به نبوت] برگزیدیم و به راه راست هدایتشان کردیم.///و نیز برخی از پدران و فرزندان و برادران آنها را فضیلت داده و آنان را بر دیگران برگزیدیم و به راه راست هدایت نمودیم.///و برخی از پدرانشان و فرزندانشان و برادرانشان را، و آنان را برگزیدیم و به راهی راست هدایت کردیم‌///و از پدران و فرزندان و برادران آنها (افرادی را برتری دادیم) و برگزیدیم و به راه راست، هدایت نمودیم.///و از پدران ایشان و فرزندان ایشان و برادران ایشان و برگزیدیمشان و رهبریشان نمودیم بسوی راهی راست‌///و از پدران و فرزندان و نوادگان و برادارنشان (برخی را بر جهانیان برتری دادیم) و آنان را برگزیدیم و به راهی راست راهنماییشان کردیم. quran_en_fa This is the guidance of Allah: He giveth that guidance to whom He pleaseth, of His worshippers. If they were to join other gods with Him, all that they did would be vain for them. این هدایت خداست که هر کس از بندگانش را بخواهد به آن هدایت می‌کند، و اگر [آنان با همه عظمت و مقامی که داشتند برای خدا] شریک قرار داده بودند، یقینا آنچه عمل شایسته انجام می‌دادند، تباه و بی اثر می‌شد.///این هدایت خداست که هر کس از بندگانش را بخواهد به آن هدایت می‌کند، و اگر [آنان با همه عظمت و مقامی که داشتند برای خدا] شریک قرار داده بودند، یقینا آنچه عمل شایسته انجام می‌دادند، تباه و بی اثر می‌شد.///این است هدایت خدا. هر که را از بندگانش خواهد بدان هدایت مى‌کند و اگر شرک آورده بودند اعمالى که انجام داده بودند نابود مى‌گردید.///این هدایت خداست که هر کس از بندگان خویش را بخواهد بدان هدایت مى‌کند، و اگر [آنها] شرک مى‌ورزیدند، قطعا آنچه انجام مى‌دادند تباه مى‌شد///این، هدایت خداست که هر کس از بندگانش را بخواهد بدان هدایت مى‌کند. و اگر آنان شرک ورزیده بودند، قطعا آن چه انجام مى‌دادند از دستشان مى‌رفت.///آن هدایت خداست. هر کس از بندگانش را که بخواهد، به آن هدایت مى‌کند. و اگر شرک ورزند، قطعا آنچه انجام داده‌اند، از دستشان خواهد رفت.///این است راهنمایی خدا که به آن هر یک از بندگانش را بخواهد هدایت می‌کند، و اگر به خدا شرک می‌آوردند اعمال آنها نابود می‌شد.///این هدایت الهی است که هرکس از بندگانش را که بخواهد به آن راه می‌نماید، و اگر شرک ورزیده بودند، اعمالشان تباه شده بود///این، هدایت خداست؛ که هر کس از بندگان خود را بخواهد با آن راهنمایی می‌کند! و اگر آنها مشرک شوند، اعمال (نیکی) که انجام داده‌اند، نابود می‌گردد (و نتیجه‌ای از آن نمی‌گیرند).///این است هدایت خدا که رهبری کند بدان هر که را خواهد از بندگان خویش و اگر شرک می‌ورزیدند هرآینه سترده می‌شد از ایشان آنچه بودند می‌کردند///این هدایت خداست که هر کس از بندگانش را بخواهد، بدان هدایت می‌کند و اگر آنان (بر فرض محال‌) شرک آورده بودند، همواره آنچه به دست آورده بودند از دستشان می‌رفت. quran_en_fa These were the men to whom We gave the Book, and authority, and prophethood: if these (their descendants) reject them, Behold! We shall entrust their charge to a new people who reject them not. آنان کسانی هستند که به ایشان کتاب ومنصب داوری ونبوت دادیم؛ پس اگر اینان [که به سبب مشرک بودنشان دشمنی و مخالفت می‌کنند] به این حقایق [که پایه‌های آیین الهی اند] کفر ورزند، یقینا گروهی را [برای نگهبانی و مراعات امر نبوت و برنامه دین] می‌گماریم که نسبت به آنها کافر نیستند.///آنان کسانی هستند که به ایشان کتاب ومنصب داوری ونبوت دادیم؛ پس اگر اینان [که به سبب مشرک بودنشان دشمنی و مخالفت می‌کنند] به این حقایق [که پایه‌های آیین الهی اند] کفر ورزند، یقینا گروهی را [برای نگهبانی و مراعات امر نبوت و برنامه دین] می‌گماریم که نسبت به آنها کافر نیستند.///اینان کسانى هستند که به آنها کتاب و فرمان و نبوت داده‌ایم. اگر این قوم بدان ایمان نیاورند قوم دیگرى را بر آن گمارده‌ایم که انکارش نمى‌کنند.///آنها کسانى بودند که کتاب و حکمت و پیامبرى به آنها داده بودیم پس اگر اینان [قریش‌] به این [اصول و شرایع آسمانى‌] کفر ورزند [آئین حق متروک نمى‌ماند بلکه‌]، قومى [دیگر] را نگاهبان آن مى‌کنیم که بر آن کافر نباشند///آنان کسانى بودند که کتاب و داورى و نبوت بدیشان دادیم؛ و اگر اینان [=مشرکان‌] بدان کفر ورزند، بى‌گمان، گروهى [دیگر] را بر آن گماریم که بدان کافر نباشند.///آنان کسانى بودند که کتاب آسمانى و حکومت و قضاوت و مقام نبوت به آنان دادیم. پس اگر این مشرکان به آنها کفر ورزند و نپذیرند [ناراحت نباش، چرا که] ما گروهى دیگر را که به آن کافر نیستند، مى‌گماریم.///آنها کسانی بودند که ما به آنها کتاب و فرمان و مقام نبوت عطا کردیم، پس اگر این قوم به اینها کافر شوند ما قومی را که هرگز کافر نشوند (مانند علی و شیعیانش که در دل و جان ایمان دارند) بدینها برگمارده‌ایم.///اینان کسانی هستند که بدیشان کتاب و حکمت و نبوت بخشیدیم، اگر اینان [معاصران پیامبر] به آن [شریعت الهی‌] کفرورزند، قومی را بر آن گماریم که به آن کافر نباشند///آنها کسانی هستند که کتاب و حکم و نبوت به آنان دادیم؛ و اگر (بفرض) نسبت به آن کفر ورزند، (آیین حق زمین نمی‌ماند؛ زیرا) کسان دیگری را نگاهبان آن می‌سازیم که نسبت به آن، کافر نیستند.///آنانند که بدیشان دادیم کتاب و حکم و پیمبری را پس اگر بدان کفر ورزند آنان همانا نگهبان کردیم بر آن گروهی را که نیستند بدان کفرورزندگان‌///اینانند کسانی که کتاب و حاکمیت و نبوتشان دادیم. پس اگر آنان [: مشرکان] بدان کفر ورزند، بی‌گمان، گروهی (دیگر) را عهده‌دار کرده‌ایم که به آن کافر نیستند. quran_en_fa Those were the (prophets) who received Allah's guidance: Copy the guidance they received; Say: "No reward for this do I ask of you: This is no less than a message for the nations." آنان [که در آیات گذشته به عنوان پیامبران از ایشان یاد شد] کسانی هستند که خدا هدایتشان کرد، پس به هدایت آنان اقتدا کن، [و به قوم خود] بگو: در برابر رسالتم پاداشی از شما نمی‌خواهم، این [قرآن] جز تذکر و پندی برای جهانیان نیست.///آنان [که در آیات گذشته به عنوان پیامبران از ایشان یاد شد] کسانی هستند که خدا هدایتشان کرد، پس به هدایت آنان اقتدا کن، [و به قوم خود] بگو: در برابر رسالتم پاداشی از شما نمی‌خواهم، این [قرآن] جز تذکر و پندی برای جهانیان نیست.///اینان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده است، پس به روش ایشان اقتدا کن. بگو: در برابر آن هیچ پاداشى از شما نمى‌طلبم، این کتاب جز اندرزى براى مردم جهان نیست.///آنان کسانى بودند که خدا هدایتشان کرد، پس به هدایت آنان اقتدا کن. بگو: براى این [رسالت‌] از شما مزدى نمى‌خواهم، که این جز اندرزى براى جهانیان نیست///اینان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده است، پس به هدایت آنان اقتدا کن. بگو: «من، از شما هیچ مزدى بر این [رسالت‌] نمى‌طلبم. این [قرآن‌] جز تذکرى براى جهانیان نیست.»///آنان کسانى‌اند که خداوند هدایتشان کرده، پس به هدایت آنان اقتدا کن. [اى پیامبر! به مردم] بگو: «من بر این [رسالت و دعوت] از شما مزدى طلب نمى‌کنم. این قرآن جز تذکرى براى جهانیان نیست.»///آنها کسانی بودند که خدا خود آنها را هدایت نمود، تو نیز از راه آنها پیروی نما، و (امت را) بگو که من مزد رسالت از شما نمی‌خواهم، این نیست جز یاد آوری و پندی برای اهل عالم (که به یاد خدا متذکر شوند).///اینان کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده است، پس به هدایت آنان اقتداء کن، بگو برای آن از شما مزدی نمی‌طلبم، این جز پندآموزی برای جهانیان نیست‌///آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده؛ پس به هدایت آنان اقتدا کن! (و) بگو: «در برابر این (رسالت و تبلیغ)، پاداشی از شما نمی‌طلبم! این (رسالت)، چیزی جز یک یادآوری برای جهانیان نیست! (این وظیفه من است)»///آنانند که رهبریشان نمود خدا پس به رهبریشان پیروی جوی بگو نخواهم از شما بر آن پاداشی نیست آن جز یادآورییی برای جهانیان‌///اینانند کسانی که خدا هدایت (شان) کرده. پس به راه راهوارشان اقتدا کن. بگو: «من از شما هیچ مزدی بر این (رسالت قرآنی) نمی‌طلبم. این جز یادواره‌ای برای جهانیان نیست.» quran_en_fa No just estimate of Allah do they make when they say: "Nothing doth Allah send down to man (by way of revelation)" Say: "Who then sent down the Book which Moses brought?- a light and guidance to man: But ye make it into (separate) sheets for show, while ye conceal much (of its contents): therein were ye taught that which ye knew not- neither ye nor your fathers." Say: "Allah (sent it down)": Then leave them to plunge in vain discourse and trifling. [یهودیان بر ضد پیامبر اسلام به سفسطه‌گری پرداختند چون] آنان خدا را آن گونه که سزاوار اوست نشناختند، چرا که گفتند: خدا بر هیچ بشری چیزی نازل نکرده. بگو: کتابی را که موسی آورده چه کسی نازل کرده؟ کتابی که برای مردم نور [و روشنگر حقایق] و [سرتاسر] هدایت است، شما آن را در طومارهای پراکنده قرار می‌دهید، بخشی از آن را [که دلخواه شماست برای مردم] آشکار می‌کنید و بسیاری از آن را [که گواه نبوت پیامبر اسلام است] پنهان می‌دارید و حال آنکه حقایقی که نه شما می‌دانستید و نه پدرانتان [به وسیله تورات] به شما آموخته شد. بگو: خدا، سپس آنان را رها کن تا در باطل گویی و خرافاتشان بازی کنند.///[یهودیان بر ضد پیامبر اسلام به سفسطه‌گری پرداختند چون] آنان خدا را آن گونه که سزاوار اوست نشناختند، چرا که گفتند: خدا بر هیچ بشری چیزی نازل نکرده. بگو: کتابی را که موسی آورده چه کسی نازل کرده؟ کتابی که برای مردم نور [و روشنگر حقایق] و [سرتاسر] هدایت است، شما آن را در طومارهای پراکنده قرار می‌دهید، بخشی از آن را [که دلخواه شماست برای مردم] آشکار می‌کنید و بسیاری از آن را [که گواه نبوت پیامبر اسلام است] پنهان می‌دارید و حال آنکه حقایقی که نه شما می‌دانستید و نه پدرانتان [به وسیله تورات] به شما آموخته شد. بگو: خدا، سپس آنان را رها کن تا در باطل گویی و خرافاتشان بازی کنند.///وقتى که مى‌گویند که خدا بر هیچ انسانى چیزى نازل نکرده است، خدا را آنچنان که درخور اوست نشناخته‌اند. بگو: کتابى را که موسى براى روشنایى و هدایت مردم آورد، چه کسى بر او نازل کرده بود؟ آن را بر کاغذها نوشتید، پاره‌اى از آن را آشکار مى‌سازید ولى بیشترین را پنهان مى‌دارید. به شما چیزها آموختند که از این پیش نه شما مى‌دانستید و نه پدرانتان مى‌دانستند. بگو: آن الله است. آنگاه رهایشان ساز تا همچنان به انکار خویش دلخوش باشند.///و خدا را چنان که سزاوار منزلت اوست نشناختند، آن‌گاه که گفتند: خدا بر هیچ بشرى چیزى نازل نکرده است. بگو: چه کسى آن کتابى را که موسى آورده نازل کرد؟ که براى مردم نور و هدایتى بود، اما شما آن را به صورت پراکنده در کاغذها قرار داده، [قسمتى را] آشکار و بس///و آنگاه که [یهودیان‌] گفتند: «خدا چیزى بر بشرى نازل نکرده»، بزرگى خدا را چنانکه باید نشناختند. بگو: «چه کسى آن کتابى را که موسى آورده است نازل کرده؟ [همان کتابى که‌] براى مردم روشنایى و رهنمود است، [و] آن را به صورت طومارها درمى‌آورید. [آنچه را] از آن [مى‌خواهید] آشکار و بسیارى را پنهان مى‌کنید، در صورتى که چیزى که نه شما مى‌دانستید و نه پدرانتان، [به وسیله آن‌] به شما آموخته شد.» بگو: «خدا [همه را فرستاده‌]»؛ آنگاه بگذار تا در ژرفاى [باطل‌] خود به بازى [سرگرم‌] شوند.///خداوند را آن­گونه که شایسته اوست، نشناختند، چرا که گفتند: «خداوند بر هیچ بشرى، چیزى نازل نکرده است.» بگو: «کتابى را که موسى آورد و نور و هدایت براى مردم بود، چه کسى نازل کرد؟ کتابى که آن را ورق ورق کرده، بخشى را آشکار و بسیارى را پنهان مى‌سازید و آنچه را شما و پدرانتان نمى‌دانستید، [از طریق همان تورات،] به شما آموخته شد.» [اى پیامبر!] بگو: خدا؛ و آنان را رها کن تا در یاوه‌گویى‌هاى خود غوطه‌ور باشند.///و آنها خدا را آن گونه که باید، نشناختند که گفتند: خدا بر هیچ کس از بشر کتابی نفرستاده. بگو: کتاب توراتی را که موسی آورد و در آن نور (علم) و هدایت خلق بود چه کسی بر او فرستاد که شما آیات آن را در اوراق نگاشته، بعضی را آشکار می‌نمایید و بسیاری را پنهان می‌دارید و آنچه را شما و پدرانتان نمی‌دانستید به شما آموختند؟ بگو: خداست (که رسول و کتاب فرستد)، سپس آنها را بگذار تا به بازیچه خود فرو روند.///و خداوند را چنانکه سزاوار ارج اوست، ارج نگذاشتند چرا که گفتند خداوند هیچ چیز بر هیچ بشری نازل نکرده است، بگو کتابی را که موسی آورد و روشنگر و رهنمودی برای مردم بود و آن را بر کاغذها نوشته بودید و [بعضی را] آشکار و بسیاری از آن را پنهان می‌دارید چه کسی نازل کرده است؟ و آنچه شما و پدرانتان نمی‌دانستید به شما در آموخته‌اند، بگو خدا [آن را نازل کرده است‌]، سپس آنان را در کند و کاوشان رها کن که بازی کنند///آنها خدا را درست نشناختند که گفتند: «خدا، هیچ چیز بر هیچ انسانی، نفرستاده است!» بگو: «چه کسی کتابی را که موسی آورد، نازل کرد؟! کتابی که برای مردم، نور و هدایت بود؛ ۰اما شما) آن را بصورت پراکنده قرارمی‌دهید؛ قسمتی را آشکار، و قسمت زیادی را پنهان می‌دارید؛ و مطالبی به شما تعلیم داده شده که نه شما و نه پدرانتان، از آن با خبر نبودید!» بگو: «خدا!» سپس آنها را در گفتگوهای لجاجت‌آمیزشان رها کن، تا بازی کنند!///و ارج ننهادند خدا را شایان ارجمندیش هنگامی که گف‌تند نفرستاده است خدا بر بشری چیزی را بگو که فرستاده است کتابی را که بیاورد موسی روشنائی و هدایتی برای مردم که می‌گردانیدش کاغذهائی که آنها را آشکار کنید و نهان کنید بسیاری را و آموخته شدید آنچه را نمی‌دانستید نه شما و نه پدران شما بگو خدا سپس بگذارشان در فرورفتگی (سرگرمی) خویش بازی کنند///و چون (یهودیان) گفتند: «خدا چیزی (وحیانی) بر بشری نازل نکرده‌»، قدر (الوهیت و ربوبیت) خدا را چنان‌که شایسته‌ی اوست نشناختند. بگو: «چه کسی آن کتابی را که موسی با آن (سوی شما) آمد نازل کرد‌؛ حال آنکه برای مردمان نور و رهنمودی است (و) شما آن را به صورت کاغذهایی (بی‌محتوا) نهاده و آشکار می‌کنید و بسیاری (از آن) را (هم) پنهان می‌دارید، در صورتی که چیزی که نه شما می‌دانستید و نه پدر‌‌انتان، به شما به خوبی آموخته شد؟» بگو: «خدا (و بس).» سپس آنها را (به حالشان) واگذار تا در فرورفتگی‌ای فراگیر (باطل) بازی کنند. quran_en_fa And this is a Book which We have sent down, bringing blessings, and confirming (the revelations) which came before it: that thou mayest warn the mother of cities and all around her. Those who believe in the Hereafter believe in this (Book), and they are constant in guarding their prayers. و این [قرآن] کتابی است پرفایده، که ما آن را نازل کردیم، تصدیق کننده کتاب‌های آسمانی پیش از خود است، و [نزولش] برای این است که مردم مکه و کسانی را که پیرامون آنند بیم دهی؛ و آنان که به آخرت ایمان دارند به آن ایمان می‌آورند، و آنان همواره بر نمازشان محافظت می‌کنند.///و این [قرآن] کتابی است پرفایده، که ما آن را نازل کردیم، تصدیق کننده کتاب‌های آسمانی پیش از خود است، و [نزولش] برای این است که مردم مکه و کسانی را که پیرامون آنند بیم دهی؛ و آنان که به آخرت ایمان دارند به آن ایمان می‌آورند، و آنان همواره بر نمازشان محافظت می‌کنند.///این است کتابى مبارک که نازل کرده‌ایم، تصدیق کننده چیزى است که پیش از آن نازل شده است. تا با آن مردم ام القرى و مردم اطرافش را بیم دهى. کسانى که به روز قیامت ایمان دارند به آن نیز ایمان دارند. اینان مراقب نمازهاى خویشند.///و این کتابى که ما آن را نازل کردیم، مبارک و مصدق کتاب‌هایى است که پیش از آن آمده و براى این است که مردم مکه و حومه آن را هشدار دهى. و کسانى که به آخرت ایمان دارند به قرآن نیز ایمان مى‌آورند، و آنان بر نمازهاى خویش مراقبت دارند///و این خجسته‌کتابى است که ما آن را فرو فرستادیم، [و] کتابهایى را که پیش از آن آمده تصدیق مى‌کند. و براى اینکه [مردم‌] ام‌القرى [=مکه‌] و کسانى را که پیرامون آنند هشدار دهى. و کسانى که به آخرت ایمان مى‌آورند، به آن [قرآن نیز] ایمان مى‌آورند، و آنان بر نمازهاى خود مراقبت مى‌کنند.///و این مبارک کتابى است که نازل کرده‌ایم. تصدیق کننده آنچه پیش از آن آمده است، [تا مردم را به پاداش‌هاى الهى مژده دهى] و اهل مکه و کسانى را که اطراف آن هستند، هشدار دهى. و آنان که به آخرت ایمان دارند، به آن [قرآن] نیز ایمان خواهند آورد. و همانان بر نمازهاى خود محافظت دارند.///و این (قرآن) کتابی است که ما فرستادیم با خیر و برکت بسیار و گواه صدق سایر کتب آسمانی که در مقابل اوست (تا مردم را به پاداش الهی مژده دهی) و تا خلق را از اهل مکه و هر که به اطراف آن است بیم دهی. و آنان که به آخرت ایمان آوردند به این کتاب نیز ایمان خواهند آورد و آنها (اوقات) نمازشان را محافظت می‌نمایند.///و این کتابی است مبارک که فرو فرستاده‌ایم، و همخوان با کتابی است که پیشاپیش آن است، تا [مردم‌] مکه و پیرامونیان آن را هشدار دهی و مؤمنان به آخرت، به آن ایمان می‌آورند و آنان مواظبت بر نمازهای خویش دارند///و این کتابی است که ما آن را نازل کردیم؛ کتابی است پربرکت، که آنچه را پیش از آن آمده، تصدیق می‌کند؛ (آن را فرستادیم تا مردم را به پاداشهای الهی، بشارت دهی،) و تا (اهل) ام‌القری [= مکه‌] و کسانی را که گرد آن هستند، بترسانی! (یقین بدان) آنها که به آخرت ایمان دارند، به آن ایمان می‌آورند؛ و بر نمازهای خویش، مراقبت می‌کنند!///و این است کتابی فرستادیمش فرخنده تصدیق‌کننده آنچه پیش روی او است و تا بترسانی مادرشهرها و آنان را که پیرامون آنند و آنان که ایمان آرند به آخرت ایمان آرند بدان حالی که بر نماز خویشند مواظبت‌کنندگان‌///و این خجسته کتابی است (که) ما آن را فرو فرستادیم حال آنکه کتاب‌هایی را که پیشاپیش آن است، تصدیق‌کننده است و برای اینکه (مردم) ام‌القری [: مکه] و کسانی را که در (سراسر جهان تکلیف) پیرامون آنند هشدار دهی. و کسانی که به آخرت ایمان می‌آورند، به آن (قرآن) ایمان می‌آورند، حال آنکه آنان بر نمازشان نگهبانی می‌کنند. quran_en_fa Who can be more wicked than one who inventeth a lie against Allah, or saith, "I have received inspiration," when he hath received none, or (again) who saith, "I can reveal the like of what Allah hath revealed"? If thou couldst but see how the wicked (do fare) in the flood of confusion at death! - the angels stretch forth their hands, (saying),"Yield up your souls: this day shall ye receive your reward,- a penalty of shame, for that ye used to tell lies against Allah, and scornfully to reject of His signs!" چه کسی ستمکارتر از کسی است که به خدا دروغ می‌بندد، یا می‌گوید: به من وحی شده؛ در حالی که چیزی به او وحی نشده است، و نیز کسی که بگوید: من به زودی مانند آنچه خدا نازل کرده نازل می‌کنم؟! ای کاش ستمکاران را هنگامی که در سختی‌ها و شداید مرگ اند ببینی در حالی که فرشتگان دست‌های خود را [به سوی آنان] گشوده [و فریاد می‌زنند] جانتان را بیرون کنید، امروز [که روز وارد شدن به جهان دیگر است] به سبب سخنانی که به ناحق درباره خدا می‌گفتید واز پذیرفتن آیات او تکبر می‌کردید، به عذاب خوارکننده‌ای مجازات می‌شوید.///چه کسی ستمکارتر از کسی است که به خدا دروغ می‌بندد، یا می‌گوید: به من وحی شده؛ در حالی که چیزی به او وحی نشده است، و نیز کسی که بگوید: من به زودی مانند آنچه خدا نازل کرده نازل می‌کنم؟! ای کاش ستمکاران را هنگامی که در سختی‌ها و شداید مرگ اند ببینی در حالی که فرشتگان دست‌های خود را [به سوی آنان] گشوده [و فریاد می‌زنند] جانتان را بیرون کنید، امروز [که روز وارد شدن به جهان دیگر است] به سبب سخنانی که به ناحق درباره خدا می‌گفتید واز پذیرفتن آیات او تکبر می‌کردید، به عذاب خوارکننده‌ای مجازات می‌شوید.///کیست ستمکارتر از آن کس که به خدا دروغ بست یا گفت که به من وحى شده و حال آنکه به او هیچ چیز وحى نشده بود و آن کس که گفت: من نیز همانند آیاتى که خدا نازل کرده است، نازل خواهم کرد؟ اگر ببینى آنگاه که این ستمکاران در سکرات مرگ گرفتارند و ملائکه بر آنها دست گشوده‌اند که: جان خویش بیرون کنید، امروز شما را به عذابى خوارکننده عذاب مى‌کنند، و این به کیفر آن است که درباره خدا به ناحق سخن مى‌گفتید و از آیات او سرپیچى مى‌کردید.///و چه کسى ستمکارتر است از آن که بر خدا دروغ بندد، یا بگوید: به من وحى شده، ولى چیزى بر او وحى نشده و کسى که گوید: به زودى نظیر آنچه خداوند نازل کرده، نازل خواهم کرد؟ و کاش این ستمکاران را در سکرات مرگ مى‌دیدى که فرشتگان [بر آنان‌] دست گشوده‌اند [و نهی///و کیست ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ مى‌بندد یا مى‌گوید: «به من وحى شده»، در حالى که چیزى به او وحى نشده باشد، و آن کس که مى‌گوید: «به زودى نظیر آنچه را خدا نازل کرده است نازل مى‌کنم»؟ و کاش ستمکاران را در گردابهاى مرگ مى‌دیدى که فرشتگان [به سوى آنان‌] دستهایشان را گشوده‌اند [و نهیب مى‌زنند:] «جانهایتان را بیرون دهید»؛ امروز به [سزاى‌] آنچه بناحق بر خدا دروغ مى‌بستید و در برابر آیات او تکبر مى‌کردید، به عذاب خوارکننده کیفر مى‌یابید.///و کیست ظالم‌تر از آن که بر خدا دروغى بست یا گفت: «به من وحى شده!» در حالى که چیزى به او وحى نشده است. و نیز آن کس که گفت: «به زودى من هم مثل آنچه خدا نازل کرده، نازل مى‌کنم.» و اگر ببینى زمانى را که ستمگران در سکرات مرگ قرار گرفته‌اند و فرشتگان دست‌هاى خویش را گشوده و فرمان جان دادن مى‌دهند، [و مى‌گویند:] «امروز به خاطر نسبت‌هاى ناروا که به خداوند مى‌دادید و از آیات او سرپیچى مى‌کردید، به عذاب خوارکننده کیفر داده خواهید شد.»///و کیست ستمکارتر از آن که بر خدا دروغی بندد و یا وحی به او نرسیده گوید: به من وحی می‌رسد، و نیز گوید: من هم محققا مانند آن (کتاب) که خدا فرستاده خواهم آورد. و اگر (فضاحت و سختی حال) ستمکاران را ببینی آن گاه که در سکرات موت گرفتار می‌شوند! و فرشتگان (برای قبض روح آنها) دست (قهر و قدرت) بر آورند و گویند: جان از تن به در کنید، امروز کیفر عذاب و خواری می‌کشید چون بر خدا سخن به ناحق می‌گفتید و از (حکم) آیات او گردنکشی و تکبر می‌نمودید.///و کیست ستمکارتر از کسی که بر خداوند دروغ بندد، یا بگوید بر من وحی شده است و چیزی بر او وحی نشده باشد، و کسی که گوید به زودی نظیر آنچه خداوند نازل کرده است، نازل می‌کنم، و اگر بنگری که ستمکاران [مشرکان‌] در سکرات مرگ‌اند و فرشتگان [بر آنان‌] دست گشوده‌اند که جانهایتان را تسلیم کنید، امروز به سبب آنچه به ناحق به خداوند نسبت می‌دادید و در برابر آیات او کبر می‌ورزیدید، به کیفر عذاب خوارکننده می‌رسید///چه کسی ستمکارتر است از کسی که دروغی به خدا ببندد، یا بگوید: «بر من، وحی فرستاده شده»، در حالی که به او وحی نشده است، و کسی که بگوید: «من نیز همانند آنچه خدا نازل کرده است، نازل می‌کنم»؟! و اگر ببینی هنگامی که (این) ظالمان در شداید مرگ فرو رفته‌اند، و فرشتگان دستها را گشوده، به آنان می‌گویند: «جان خود را خارج سازید! امروز در برابر دروغهایی که به خدا بستید و نسبت به آیات او تکبر ورزیدید، مجازات خوارکننده‌ای خواهید دید»! (به حال آنها تأسف خواهی خورد)///و کیست ستمگرتر از آنکه ببندد بر خدا دروغی یا گوید وحی رسیده است به من حالی که وحی نشده است بسوی او چیزی و کسی که گوید بزودی می‌فرستم همانند آنچه خدا فرستاده است و اگر (کاش) می‌دیدی هنگامی را که ستمگران در گردابهای مرگند و فرشتگان گشاینده‌اند دستهای خویش را برون دهید جانهای خود را امروز کیفر شوید به عذاب خواری بدانچه می‌گفتید بر خدا نادرست را و بودید از آیتهای او سرکشی می‌کردید///و کیست ستمکارتر از کسی که بر خدا به گزافی افترا بسته، یا بگوید: «به من وحی شده‌» در حالی که چیزی به او وحی نشده؟ و (نیز) آن کس که گفت: «به زودی همانند آنچه را خدا نازل کرده نازل می‌کنم‌»؟ و کاش ستمکاران را در گرداب‌های مرگ بنگری، حال آنکه فرشتگان (به سوی آنان) دست‌هایشان را گشوده‌اند (و نهیب می‌زنند:) «جان‌هایتان را بیرون دهید. امروز به آنچه بناحق بر خدا دروغ می‌بسته‌اید و از آیات او تکبر می‌کرده‌اید، به عذاب خوارکننده کیفر می‌یابید.» quran_en_fa "And behold! ye come to us bare and alone as We created you for the first time: ye have left behind you all (the favours) which We bestowed on you: We see not with you your intercessors whom ye thought to be partners in your affairs: so now all relations between you have been cut off, and your (pet) fancies have left you in the lurch!" و [لحظه ورود به جهان دیگر به آنان خطاب می‌شود:] همان گونه که شما را نخستین بار [در رحم مادر تنها و دست خالی از همه چیز] آفریدیم، اکنون هم تنها به نزد ما آمدید، و آنچه را در دنیا به شما داده بودیم پشت سر گذاشته و همه را از دست دادید، و شفیعانتان را که [در ربوبیت و عبادت ما] شریک می‌پنداشتید، همراه شما نمی‌بینیم، یقینا پیوندهای شما [با همه چیز] بریده، و آنچه را شریکان خدا گمان می‌کردید از دستتان رفته و گم شده است.///و [لحظه ورود به جهان دیگر به آنان خطاب می‌شود:] همان گونه که شما را نخستین بار [در رحم مادر تنها و دست خالی از همه چیز] آفریدیم، اکنون هم تنها به نزد ما آمدید، و آنچه را در دنیا به شما داده بودیم پشت سر گذاشته و همه را از دست دادید، و شفیعانتان را که [در ربوبیت و عبادت ما] شریک می‌پنداشتید، همراه شما نمی‌بینیم، یقینا پیوندهای شما [با همه چیز] بریده، و آنچه را شریکان خدا گمان می‌کردید از دستتان رفته و گم شده است.///هرآینه، تنها تنها، آن سان که در آغاز شما را بیافریدیم، نزد ما آمده‌اید در حالى که هر چه را که ارزانیتان داشته بودیم پشت سر نهاده‌اید و هیچ یک از شفیعانتان را که مى‌پنداشتید با شما شریکند همراهتان نمى‌بینیم. از هم بریده شده‌اید و پندار خود را گمگشته یافته‌اید.///و همانا [در ابتداى ورود به عالم دیگر به آنها گفته شود] البته تک‌تک به نزد ما آمده‌اید، چنان که نخستین بار شما را همین گونه آفریدیم، و آنچه به شما عطا کرده بودیم پشت سر گذاشتید، و شفیعانى را که در میان خودتان شرکاى خدا مى‌پنداشتید با شما نمى‌بینیم، و///و همان گونه که شما را نخستین بار آفریدیم [اکنون نیز] تنها به سوى ما آمده‌اید، و آنچه را به شما عطا کرده بودیم پشت سر خود نهاده‌اید، و شفیعانى را که در [کار] خودتان، شریکان [خدا] مى‌پنداشتید با شما نمى‌بینیم. به یقین، پیوند میان شما بریده شده، و آنچه را که مى‌پنداشتید از دست شما رفته است.///به راستى همان گونه که نخستین بار شما را آفریدیم، اکنون نیز تک و تنها نزد ما آمدید و همه اموالى را که به شما دادیم، پشت سر گذاشتید و آن شفیعان را که در [سرنوشت] خودتان، شریکان خداوند مى‌پنداشتید، همراه شما نمى‌بینیم. به راستى [پیوندهاى] میان شما گسسته و آنچه [از شریکان و شفیعان که] مى‌پنداشتید، از [دست] شما رفت.///و محققا شما یکایک به سوی ما باز آمدید آن گونه که اول بار شما را بیافریدیم و آنچه را که (از مال و جاه) به شما داده بودیم همه را پشت سر وانهادید و آن شفیعان را که به خیال باطل شریک ما در خود می‌پنداشتید با شما نمی‌بینیم! همانا میان شما و آنان جدایی افتاد و آنچه (شفیع خود) می‌پنداشتید از دست شما رفت.///و به نزد ما یکه و تنها آمده‌اید، چنانکه نخستین بار نیز شما را همین‌گونه آفریده بودیم، و آنچه از ناز و نعمت که به شما بخشیده بودیم در پس پشت خود رها کرده‌اید و شفیعانتان را که گمان می‌کردید با [خدا در عبادت‌] شما شریک هستند، همراه شما نمی‌بینیم، پیوند بین شما گسسته شد و آنچه [شریک و شفیع‌] می‌انگاشتید، بر باد رفت‌///و (روز قیامت به آنها گفته می‌شود:) همه شما تنها به سوی ما بازگشت نمودید، همان‌گونه که روز اول شما را آفریدیم! و آنچه را به شما بخشیده بودیم، پشت سر گذاردید! و شفیعانی را که شریک در شفاعت خود می‌پنداشتید، با شما نمی‌بینیم! پیوندهای شما بریده شده است؛ و تمام آنچه را تکیه‌گاه خود تصور می‌کردید، از شما دور و گم شده‌اند!///و همانا آمدید ما را تنها چنانکه آفریدیمتان نخستین‌بار و بازگذاشتید آنچه را به شما دادیم پشت سر خویش و نبینیم با شما شفیعان شما را آنان که پنداشتیدشان در شما شریکان همانا بگسیخت میان شما و گم شد از شما آنچه بودید می‌پنداشتید///«و همان‌گونه که شما را نخستین بار آفریدیم، بی‌چون (اکنون نیز) تنها همواره سوی ما آمدید و آنچه را به شما با مسئولیت دادیم پشت سر خود نهادید و شفیعانتان را که در (میان) خودتان، شریکان (خدا) می‌پنداشتید، با شما نمی‌بینیم. همانا پیوند شما (از اینان) بس بریده شده و آنچه را که می‌پنداشته‌اید از شما گم گشته است.» quran_en_fa It is Allah Who causeth the seed-grain and the date-stone to split and sprout. He causeth the living to issue from the dead, and He is the one to cause the dead to issue from the living. That is Allah: then how are ye deluded away from the truth? بی تردید خدا شکافنده دانه و هسته است؛ زنده را از مرده بیرون می‌آورد، و بیرون آورنده مرده از زنده است؛ این است خدا، پس چگونه [از حق] منصرفتان می‌کنند؟///بی تردید خدا شکافنده دانه و هسته است؛ زنده را از مرده بیرون می‌آورد، و بیرون آورنده مرده از زنده است؛ این است خدا، پس چگونه [از حق] منصرفتان می‌کنند؟///خداست که دانه و هسته را مى‌شکافد، و زنده را از مرده بیرون مى‌آورد و مرده را از زنده بیرون مى‌آورد. این است خداى یکتا. پس، چگونه از حق منحرفتان مى‌کنند؟///همانا خدا شکافنده‌ى بذرها و هسته‌هاست. زنده را از مرده بیرون آورد و بیرون آرنده‌ى مرده از زنده است. این است خداى شما، پس کجا منحرف مى‌شوید///خدا شکافنده دانه و هسته است. زنده را از مرده، و مرده را از زنده بیرون مى‌آورد. چنین است خداى شما؛ پس چگونه [از حق‌] منحرف مى‌شوید؟///همانا خداوند، شکافنده‌ى دانه و هسته است. زنده را از مرده بیرون مى‌آورد و بیرون آورنده‌ى مرده از زنده است. آن است خداوند شما. پس چگونه [از حق] منحرف مى‌شوید؟///خداست که (در جوف زمین) دانه و هسته را می‌شکافد، زنده را از مرده و مرده را از زنده پدید می‌آرد، آن (که چنین تواند کرد) خداست، پس به کجا گردانیده می‌شوید (و نسبت خدایی را به آنان که نتوانند می‌دهید).///خداوند شکافنده دانه و هسته است، زنده را از مرده بیرون می‌آورد و بیرون آورنده مرده از زنده است، چنین است خدای شما، چگونه به بیراهه می‌روید؟///خداوند، شکافنده دانه و هسته است؛ زنده را از مرده خارج می‌سازد، و مرده را از زنده بیرون می‌آورد؛ این است خدای شما! پس چگونه از حق منحرف می‌شوید؟!///همانا خدا است شکافنده دانه و هسته برون آرد زنده را از مرده و برون آرنده است مرده را از زنده این است خدای شما پس کجا به دروغ رانده شوید///«خدا همواره شکافنده‌ی هر دانه و هسته است. زنده را از مرده بیرون می‌آورد و مرده را از زنده بیرون آورنده است. این است خدا (یتان). پس کجا به گزاف رانده (و پراکنده) می‌شوید؟» quran_en_fa He it is that cleaveth the day-break (from the dark): He makes the night for rest and tranquillity, and the sun and moon for the reckoning (of time): Such is the judgment and ordering of (Him), the Exalted in Power, the Omniscient. شکافنده صبح [از پرده تاریک شب است] و شب را برای آرامش قرار داد، و خورشید و ماه را وسیله‌ای برای محاسبه و اندازه گیری زمان مقرر فرمود؛ این است اندازه گیری آن توانای شکست ناپذیر ودانا.///شکافنده صبح [از پرده تاریک شب است] و شب را برای آرامش قرار داد، و خورشید و ماه را وسیله‌ای برای محاسبه و اندازه گیری زمان مقرر فرمود؛ این است اندازه گیری آن توانای شکست ناپذیر ودانا.///شکوفنده صبحگاهان است و شب را براى آرامش قرار داد و خورشید و ماه را براى حساب‌کردن اوقات. این است تقدیر خداى پیروزمند دانا.///او شکافنده‌ى صبح است و شب را [وقت‌] آرامش ساخته، و خورشید و ماه را وسیله حساب کردن قرار داده است. این نظم‌بندى [خداى‌] تواناى داناست/// [هموست که‌] شکافنده صبح است، و شب را براى آرامش و خورشید و ماه را وسیله حساب قرار داده. این اندازه‌گیرى آن تواناى داناست.///[خداوند،] شکافنده‌ى سپیده دم است، و شب را مایه‌ى آرامش قرار داد و خورشید و ماه را اسباب شمارش [ایام]. این است اندازه‌گیرى خداوند قدرتمند دانا.///خداست شکافنده پرده صبحگاهان، و شب را برای آسایش (خلق) مقرر داشته و خورشید و ماه را به نظمی معین (او به گردش) درآورده، این تقدیر خدای مقتدر داناست.///[هموست که‌] شکافنده صبح است و شب را آرام‌بخش گردانده است، و خورشید و ماه را شماری مقرر داشته است، تقدیر [خداوند] پیروزمند دانا چنین است‌///او شکافنده صبح است؛ و شب را مایه آرامش، و خورشید و ماه را وسیله حساب قرار داده است؛ این، اندازه‌گیری خداوند توانای داناست!///شکافنده صبح و گردانید شب را آرامشی و مهر و ماه را شمارگرانی این است تقدیر خداوند عزیز دانا///(هموست که) شکافنده‌ی صبحدم است و شب را برای آرامش و خورشید و ماه را معیار حساب قرار داد. این اندازه‌گیری (همان) عزیز بس داناست. quran_en_fa It is He Who maketh the stars (as beacons) for you, that ye may guide yourselves, with their help, through the dark spaces of land and sea: We detail Our signs for people who know. و اوست که ستارگان را برای شما قرار داد تا به وسیله آنها در تاریکی‌های خشکی و دریا راه یابید؛ مسلما ما آیات خود را برای قومی که دانایند بیان کردیم.///و اوست که ستارگان را برای شما قرار داد تا به وسیله آنها در تاریکی‌های خشکی و دریا راه یابید؛ مسلما ما آیات خود را برای قومی که دانایند بیان کردیم.///اوست خدایى که ستارگان را پدید آورد تا به آنها در تاریکیهاى خشکى و دریا، راه خویش را بیابید. آیات را براى آنان که مى‌دانند به تفصیل بیان کرده‌ایم.///و اوست که ستارگان را براى شما قرار داد تا به وسیله آنها در تاریکى‌هاى خشکى و دریا راه یابید. آرى، ما آیات [خود] را براى اهل دانش به تفصیل بیان کرده‌ایم///و اوست کسى که ستارگان را براى شما قرار داده تا به وسیله آنها در تاریکیهاى خشکى و دریا راه یابید. به یقین، ما دلایل [خود] را براى گروهى که مى‌دانند به روشنى بیان کرده‌ایم.///و اوست کسى که ستارگان را براى شما قرار داد تا در تاریکى‌هاى خشکى و دریا، به وسیله آنها راه را بیابید. قطعا ما نشانه‌ها را براى قومى که آگاه و دانایند، به تفصیل روشن ساختیم.///و نیز اوست که چراغ ستارگان را برای رهیابی شما در تاریکی‌های بیابان و دریا قرار داده است. همانا ما آیات خود را برای مردم دانا به تفصیل بیان کردیم.///و هموست که ستارگان را برای شما آفرید تا در تاریکیهای خشکی و دریا راه خود را پیدا کنید، به راستی که آیات [خود] را برای اهل معرفت به روشنی بیان کرده‌ایم‌///او کسی است که ستارگان را برای شما قرار داد، تا در تاریکیهای خشکی و دریا، به وسیله آنها راه یابید! ما نشانه‌ها (ی خود) را برای کسانی که می‌دانند، (و اهل فکر و اندیشه‌اند) بیان داشتیم!///و او است آنکه نهاد برای شما ستارگان را تا هدایت شوید در تاریکیهای دشت و دریا همانا تفصیل دادیم آیتها را برای گروهی که می‌دانند///و اوست کسی که ستارگان درخشان را برایتان نهاد، تا با آنها در تاریکی‌های خشکی و دریا راه یابید. ما همواره، این نشانه‌ها را برای گروهی که می‌دانند (به روشنی) گونه‌گون، جداسازی (و بیان) کرده‌ایم. quran_en_fa It is He Who hath produced you from a single person: here is a place of sojourn and a place of departure: We detail Our signs for people who understand. و اوست که شما را از یک تن آفرید، برخی [از شما] استقرار یافته [در زمین] و برخی به ودیعت نهاده [در اصلاب و رحم هایند]؛ ما آیات خود را برای قومی که می‌فهمند، بیان کردیم.///و اوست که شما را از یک تن آفرید، برخی [از شما] استقرار یافته [در زمین] و برخی به ودیعت نهاده [در اصلاب و رحم هایند]؛ ما آیات خود را برای قومی که می‌فهمند، بیان کردیم.///و اوست خداوندى که شما را از یک تن بیافرید. سپس شما را قرارگاهى است و ودیعت‌جایى است. آیات را براى آنان که مى‌فهمند، به تفصیل بیان کرده‌ایم.///و او کسى است که شما را از یک تن پدید آورد، پس [برخى از شما در دنیا] مستقرند و [برخى‌] در ودیعتگاه قرار دارند [که هنوز از صلب یا رحم خارج نشده‌اند]. به راستى ما آیات [خود] را براى مردمى که مى‌فهمند به تفصیل بیان کرده‌ایم///و او همان کسى است که شما را از یک تن پدید آورد. پس [براى شما] قرارگاه و محل امانتى [مقرر کرد]. بى‌تردید، ما آیات [خود] را براى مردمى که مى‌فهمند به روشنى بیان کرده‌ایم.///و اوست کسى که شما را از یک نفس آفرید. پس برخى قرار یافته [و به دنیا آمده‌اند] و برخى [در پشت پدرها و رحم مادرها] به امانت گذاشته شده‌اند. ما آیات خویش را براى گروهى که مى‌فهمند، به تفصیل بیان کردیم.///و هم اوست خدایی که همه شما را از یک تن در آرامگاه (رحم) و ودیعتگاه (صلب) بیافرید. ما نیکو آیات خود را برای اهل بصیرت مفصل بیان نمودیم.///و اوست که شما را از تن یگانه‌ای پدید آورد و آنگاه [شما را] قرارگاه و ودیعت گاهی است، به راستی که آیات [خود] را برای قومی که درمی‌یابند به روشنی بیان کرده‌ایم‌///او کسی است که شما را از یک نفس آفرید! و شما دو گروه هستید: بعضی پایدار (از نظر ایمان یا خلقت کامل)، و بعضی ناپایدار؛ ما آیات خود را برای کسانی که می‌فهمند، تشریح نمودیم!///و او است آنکه آفرید شما را از یک تن پس پایدار و ناپایداری همانا تفصیل دادیم آیتها را برای گروهی که درمی‌یابند///و او کسی است که شما را (در آغاز) از یک تن پدیدآورد، پس (برای شما) قرارگاه و جایگاه امانتی (مقرر کرد). بی‌تردید، ما آیات (خود) را برای مردمی که با بررسی درست می‌فهمند (به روشنی بیان و) جداسازی کردیم. quran_en_fa It is He Who sendeth down rain from the skies: with it We produce vegetation of all kinds: from some We produce green (crops), out of which We produce grain, heaped up (at harvest); out of the date-palm and its sheaths (or spathes) (come) clusters of dates hanging low and near: and (then there are) gardens of grapes, and olives, and pomegranates, each similar (in kind) yet different (in variety): when they begin to bear fruit, feast your eyes with the fruit and the ripeness thereof. Behold! in these things there are signs for people who believe. و اوست که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیله آن گیاهان گوناگون را [از زمین] رویاندیم، و از آن ساقه‌ها و شاخه‌های سبز درآوردیم، و از آن دانه‌های متراکم را خارج می‌کنیم، و از شکوفه درخت خرما خوشه‌های سر فروهشته [به وجود می‌آوریم]، و باغ هایی از انگور و زیتون و انار شبیه به هم و بی شباهت به هم [بیرون می‌آوریم]؛ به میوه‌اش چون میوه دهد و به رسیدن و کامل شدنش با تأمل بنگرید، مسلما در این [امور] برای قومی که ایمان می‌آورند، نشانه هایی [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] ست.///و اوست که از آسمان آبی فرستاد، و به وسیله آن گیاهان گوناگون را [از زمین] رویاندیم، و از آن ساقه‌ها و شاخه‌های سبز درآوردیم، و از آن دانه‌های متراکم را خارج می‌کنیم، و از شکوفه درخت خرما خوشه‌های سر فروهشته [به وجود می‌آوریم]، و باغ هایی از انگور و زیتون و انار شبیه به هم و بی شباهت به هم [بیرون می‌آوریم]؛ به میوه‌اش چون میوه دهد و به رسیدن و کامل شدنش با تأمل بنگرید، مسلما در این [امور] برای قومی که ایمان می‌آورند، نشانه هایی [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] ست.///اوست خدایى که از آسمان باران فرستاد و بدان باران هرگونه نباتى را رویانیدیم، و از آن نبات ساقه‌اى سبز و از آن دانه‌هایى بر یکدیگر چیده و نیز از جوانه‌هاى نخل خوشه‌هایى سر فرو هشته پدید آوردیم، و نیز بستانهایى از تاکها و زیتون و انار، همانند و ناهمانند. به میوه‌هایش آنگاه که پدید مى‌آیند و آنگاه که مى‌رسند بنگرید که در آنها عبرتهاست براى آنان که ایمان مى‌آورند.///و اوست که از آسمان آبى فرستاد، پس بدان هر چیز روییدنى را برآوردیم، و از آن [جوانه و ساقه‌اى‌] سرسبز خارج ساختیم که از آن دانه‌هاى روى هم چیده بیرون مى‌آوریم. و از شکوفه نخل، خوشه‌هاى نزدیک به هم و بوستان‌هایى از انگور و زیتون و انار، همگون و ناهمگون///و اوست کسى که از آسمان، آبى فرود آورد؛ پس به وسیله آن از هر گونه گیاه برآوردیم، و از آن [گیاه‌] جوانه سبزى خارج ساختیم که از آن، دانه‌هاى متراکمى برمى‌آوریم، و از شکوفه درخت خرما خوشه‌هایى است نزدیک به هم. و [نیز] باغهایى از انگور و زیتون و انار -همانند و غیر همانند- خارج نمودیم. به میوه آن چون ثمر دهد و به [طرز] رسیدنش بنگرید. قطعا در اینها براى مردمى که ایمان مى‌آورند نشانه‌هاست.///و او کسى است که از آسمان، آبى نازل کرد، پس به وسیله‌ى آن، هر گونه گیاه برآوردیم و از آن سبزه‌ها خارج ساختیم. از آن [سبزه‌ها] دانه‌هاى بر هم نشسته و چیده شده بیرون آوریم. و از شکوفه‌ى خرما خوشه‌هایى نزدیک به هم [پدید آوریم] و نیز باغ‌هایى از [انواع] انگورها و زیتون و انار [پرورش دهیم] که برخى شبیه به هم و برخى غیر متشابهند. به میوه‌ى آن، آن گاه که بار دهد و آن گاه که میوه مى‌رسد، بنگرید. همانا در آن، نشانه‌هایى براى گروه با ایمان است.///و هم اوست خدایی که از آسمان آبی فرو بارید پس هر نبات را بدان رویاندیم و سبزه‌ها را از زمین برون آوردیم و از آن سبزه‌ها دانه‌هایی که بر روی هم چیده شده بیرون آریم و از شکوفه نخل خوشه‌هایی است به هم پیوسته، و باغهای انگور و زیتون و انار که برخی شبیه و برخی نامشابه به هم است (خلق کنیم)، شما در آن باغها هنگامی که میوه آن پدید آید و برسد (با چشم تعقل) بنگرید، که در آن آیات و نشانه‌هایی (از قدرت خدا) برای اهل ایمان هویداست.///و اوست که از آسمان، آبی فروفرستاد و بدان هرگونه گیاه برآوردیم و از آن جوانه سبز رویاندیم و از آن دانه‌های درهم رسته بیرون آوریم، و از شکوفه خرما خوشه‌های دسترس و باغهای انگور و [درختان‌] زیتون و انار [پدید آوردیم‌] که همانند و ناهمانند هستند، به میوه‌های آن چون میوه دهد و برسد بنگرید، در این برای اهل ایمان، مایه‌های عبرت است‌///او کسی است که از آسمان، آبی نازل کرد، و به وسیله آن، گیاهان گوناگون رویاندیم؛ و از آن، ساقه‌ها و شاخه‌های سبز، خارج ساختیم؛ و از آنها دانه‌های متراکم، و از شکوفه نخل، شکوفه‌هایی با رشته‌های باریک بیرون فرستادیم؛ و باغهایی از انواع انگور و زیتون و انار، (گاه) شبیه به یکدیگر، و (گاه) بی‌شباهت! هنگامی که میوه می‌دهد، به میوه آن و طرز رسیدنش بنگرید که در آن، نشانه‌هایی (از عظمت خدا) برای افراد باایمان است!///و او است آنکه فرستاد از آسمان آبی پس برون آوردیم با آن روئیدنی همه چیز را پس برون آوردیم از آن سبزه‌ای که برون آریم از آن دانه‌ای انبوه و از خرمابن از شکوفه آن خوشه‌ای نزدیک (فرود) و باغستانی از انگورها و زیتون و انار همانند و گوناگون بنگرید به میوه آن گاهی که باردهد و رسیدن آن همانا در این است آیتهائی برای گروهی که ایمان آورند///و اوست کسی که از آسمان آبی فرود آورد؛ پس با آن هرگونه روییدنی را (از زمین) برون آوردیم؛ پس (از آن گیاه) جوانه‌ی سبزی خارج ساختیم (که) از آن، دانه‌های متراکم روی هم چیده‌شده، برمی‌آوریم و از شکوفه‌ی درخت خرما خوشه‌هایی نزدیک به هم و (نیز) باغ‌هایی از انگور و زیتون و انار- همانند و ناهمانند- (برون آوردیم). هنگامی که ثمر دهد، به میوه‌اش و به رسیدنش بنگرید. همواره در این‌ها به‌راستی برای مردمی که ایمان می‌آورند نشانه‌هاست. quran_en_fa Yet they make the Jinns equals with Allah, though Allah did create the Jinns; and they falsely, having no knowledge, attribute to Him sons and daughters. Praise and glory be to Him! (for He is) above what they attribute to Him! [مشرکان] برای خدا شریکانی از جن قرار دادند، در حالی که همه آنها را خدا آفرید، و از روی جهل و بی دانشی برای خدا پسران و دخترانی انگاشتند؛ منزه و برتر است از آنچه آنان توصیف می‌کنند.///[مشرکان] برای خدا شریکانی از جن قرار دادند، در حالی که همه آنها را خدا آفرید، و از روی جهل و بی دانشی برای خدا پسران و دخترانی انگاشتند؛ منزه و برتر است از آنچه آنان توصیف می‌کنند.///براى خدا شریکانى از جن قرار دادند و حال آنکه جن را خدا آفریده است. و بى‌هیچ دانشى، به دروغ دخترانى و پسرانى براى او تصور کردند. او منزه است و فراتر است از آنچه وصفش مى‌کنند.///و براى خدا از جنیان، که آنها را خدا آفریده شریکانى انگاشتند و بى‌خردانه براى او پسران و دختران ساختند. منزه است خدا و از آنچه وصف مى‌کنند فراتر است///و براى خدا شریکانى از جن قرار دادند، با اینکه خدا آنها را خلق کرده است. و براى او، بى هیچ دانشى، پسران و دخترانى تراشیدند. او پاک و برتر است از آنچه وصف مى‌کنند.///و آنان براى خدا شریکانى از جن قرار دادند، در حالى که آنان را نیز خدا آفریده است و از روى نادانى براى خداوند، پسران و دخترانى ساخته و پرداخته‌اند. خداوند برتر و منزه است از آنچه آنان درباره‌ى او وصف مى‌کنند.///و گروهی از کافران اهریمنان را شریک خدا شمردند در حالی که آن‌ها آفریده خدا هستند و گروهی (عزیر و مسیح و فرشتگان را) از روی نادانی پسران و دخترانی برای او تراشیدند، در صورتی که او از همه این نسبت‌ها برتر و منزه است.///و [مشرکان‌] برای خداوند از جن شریکانی قائل شده‌اند، حال آنکه [خداوند] آنان را آفریده است، و برای او از روی نادانی [فرزندان‌] پسر و دختر بر می‌سازند، او بسی پاک و فراتر است از آنچه می‌گویند///آنان برای خدا همتایانی از جن قرار دادند، در حالی که خداوند همه آنها را آفریده است؛ و برای خدا، به دروغ و از روی جهل، پسران و دخترانی ساختند؛ منزه است خدا، و برتر است از آنچه توصیف می‌کنند!///و قرار دادند برای خدا شریکانی جنی که آفریدستشان و به هم بافتند برایش پسران و دخترانی به نادانی منزه و برتر است خدا از آنچه می‌ستایند///و برای خدا، جنیان را شریکانی قرار دادند، حال آنکه خدا آنان را خلق کرده است. و برای او به نادانی، پسران و دخترانی تراشیدند. او از آنچه وصف می‌کنند پاک و برتر است. quran_en_fa To Him is due the primal origin of the heavens and the earth: How can He have a son when He hath no consort? He created all things, and He hath full knowledge of all things. [او] پدید آورنده آسمان‌ها و زمین است، چگونه او را فرزندی باشد؟! در صورتی که برای او همسری نبوده، و همه چیز را او آفریده؛ و او به همه چیز داناست.///[او] پدید آورنده آسمان‌ها و زمین است، چگونه او را فرزندی باشد؟! در صورتی که برای او همسری نبوده، و همه چیز را او آفریده؛ و او به همه چیز داناست.///پدید آورنده آسمانها و زمین است. چگونه او را فرزندى باشد، و حال آنکه او را همسرى نیست. هر چیزى را او آفریده است و به هر چیزى داناست.///ابداع کننده‌ى آسمان‌ها و زمین است. چگونه او را پسرى باشد، حال آن که او را همسرى نبوده و او همه چیز را آفریده و او به همه چیز آگاه است///پدیدآورنده آسمانها و زمین است. چگونه او را فرزندى باشد، در صورتى که براى او همسرى نبوده، و هر چیزى را آفریده، و اوست که به هر چیزى داناست.///[خدا،] پدید آورنده‌ى آسمان‌ها و زمین است. چگونه براى او فرزندى باشد؟ در حالى که براى او همسرى نبوده است و او هر چیز را آفریده و به هر چیز داناست.///اوست پدید آرنده آسمانها و زمین، چگونه وی را فرزندی تواند بود در حالی که او را جفتی نیست؟! و او همه چیز را آفریده و به همه چیز داناست.///نوپدیدآورنده آسمانها و زمین است، چگونه فرزندی داشته باشد در حالی که همسری ندارد، و همه چیز را آفریده است، و به هر چیزی داناست‌///او پدید آورنده آسمانها و زمین است؛ چگونه ممکن است فرزندی داشته باشد؟! حال آنکه همسری نداشته، و همه چیز را آفریده؛ و او به همه چیز داناست.///پدیدآرنده آسمانها و زمین چگونه وی را فرزندی باشد و نبوده است برای او همسری و آفریده است همه چیز را و او است به هر چیزی دانا///پدید آورنده‌ی آغازین آسمان‌ها و زمین بدون هیچ‌گونه نمونه و سابقه‌ای، کی برایش فرزندی است، حال آنکه برای او همسری نبوده‌است و هر چیزی را آفرید و او به هر چیزی بسیار داناست. quran_en_fa That is Allah, your Lord! there is no god but He, the Creator of all things: then worship ye Him: and He hath power to dispose of all affairs. این است خدا پروردگار شما، جز او معبودی نیست، آفریننده همه چیز است؛ پس تنها او را بپرستید، و او کارساز هر چیز است.///این است خدا پروردگار شما، جز او معبودی نیست، آفریننده همه چیز است؛ پس تنها او را بپرستید، و او کارساز هر چیز است.///این است خداى یکتا که پروردگار شماست. خدایى جز او نیست. آفریننده هر چیزى. پس او را بپرستید که نگهبان هر چیزى است.///این است خداى یکتا که پروردگار شماست. معبودى جز او نیست. خالق همه چیز است، پس او را بپرستید که او نگهبان [و مدبر] همه چیز است///این است خدا، پروردگار شما: هیچ معبودى جز او نیست، آفریننده هر چیزى است. پس او را بپرستید، و او بر هر چیزى نگهبان است.///آن است خداوند، پروردگار شما! معبودى جز او نیست. آفریدگار هر چیز است. پس او را بپرستید. و او نگهبان و مدبر همه چیز است.///این است (وصف) پروردگار شما، که جز او هیچ خدایی نیست، آفریننده هر چیز است، پس او را پرستش کنید، و او نگهبان همه موجودات است.///چنین است خداوند که پروردگار شماست، خدایی جز او نیست، آفریدگار همه چیز است، پس او را بپرستید، و او بر همه چیز نگهبان است‌///(آری، این است پروردگار شما! هیچ معبودی جز او نیست؛ آفریدگار همه چیز است؛ او را بپرستید و او نگهبان و مدبر همه موجودات است.///این است خدا پروردگار شما نیست خدائی جز او آفریننده همه چیز پس بپرستیدش و او است بر همه چیز نگهبان‌///این خداست، پروردگار شما (که) هیچ معبودی جز او نیست (و) آفریننده‌ی هر چیزی است. پس او را بپرستید، حال آنکه او بر (سروسامان) هر چیزی کارساز است. quran_en_fa No vision can grasp Him, but His grasp is over all vision: He is above all comprehension, yet is acquainted with all things. چشم‌ها او را در نمی‌یابند، ولی او چشم‌ها را درمی یابد، و او لطیف و آگاه است.///چشم‌ها او را در نمی‌یابند، ولی او چشم‌ها را درمی یابد، و او لطیف و آگاه است.///چشمها او را نمى‌بینند و او بینندگان را مى‌بیند. دقیق و آگاه است.///دیدگان، او را در نیابند و اوست که دیدگان را در مى‌یابد و او باریک بین و آگاه است///چشمها او را درنمى‌یابند و اوست که دیدگان را درمى‌یابد، و او لطیف آگاه است.///چشم‌ها او را در نمى‌یابد؛ ولى او چشم‌ها را در مى‌یابد. و او دقیق و باریک‌بین و آگاه است.///او را هیچ چشمی درک ننماید و او همه بینندگان را مشاهده می‌کند و او لطیف و نامرئی و (به همه چیز خلق) آگاه است.///دیدگان او را درنیابد و او دیدگان را دریابد، و اوست باریک بین آگاه‌///چشمها او را نمی‌بینند؛ ولی او همه چشمها را می‌بیند؛ و او بخشنده (انواع نعمتها، و با خبر از دقایق موجودات،) و آگاه (از همه) چیز است.///درنیابندش دیدگان و او دریابد دیدگان را و او است بخشنده آگاه‌///دیده‌ها (ی سر، سر) او را نمی‌یابند، حال آنکه او (کل) دیدگان را درمی‌یابد و او همان نادیدنی باریک‌بین (و) بسی آگاه است. quran_en_fa "Now have come to you, from your Lord, proofs (to open your eyes): if any will see, it will be for (the good of) his own soul; if any will be blind, it will be to his own (harm): I am not (here) to watch over your doings." بی تردید برای شما از سوی پروردگارتان دلایلی روشن آمده، پس هر که [به وسیله آن دلایل بینا شود و حقایق را با چشم دل] ببیند به سود خود اوست و هر که [با پشت کردن به دلایل] کوردل شود [و از دیدن حقایق محروم گردد] به زیان خود اوست، [وظیفه من ابلاغ پیام خداست] و بر شما حافظ و نگهبان نیستم.///بی تردید برای شما از سوی پروردگارتان دلایلی روشن آمده، پس هر که [به وسیله آن دلایل بینا شود و حقایق را با چشم دل] ببیند به سود خود اوست و هر که [با پشت کردن به دلایل] کوردل شود [و از دیدن حقایق محروم گردد] به زیان خود اوست، [وظیفه من ابلاغ پیام خداست] و بر شما حافظ و نگهبان نیستم.///از سوى پروردگارتان براى شما نشانه‌هاى روشن آمد. هر که از روى بصیرت مى‌نگرد به سود اوست و هر که چشم بصیرت برهم نهد به زیان اوست. و من نگهدارنده شما نیستم.///به راستى شما را روشنگرى‌هایى از سوى پروردگارتان آمده است پس هر که چشم باز کند [و بنگرد] به سود خود اوست، و هر که کورى کند [و ننگرد] به زیان اوست و من محافظ شما نیستم///به راستى رهنمودهایى از جانب پروردگارتان براى شما آمده است. پس هر که به دیده بصیرت بنگرد به سود خود او، و هر کس از سر بصیرت ننگرد به زیان خود اوست، و من بر شما نگهبان نیستم.///«بی‌گمان از سوى پروردگارتان، مایه‌هاى بینش و بصیرت، براى شما آمده است. پس هر که بصیرت یافت، به سود خود اوست. و هر کس کورى گزید، به زیان خویش عمل کرده است. و من نگهبان و ضامن [ایمان] شما نیستم.»///آیات الهی و کتب آسمانی که سبب بصیرت شماست البته از طرف پروردگارتان آمد، پس هر کس بصیرت یافت خود به سعادت رسید و هر کس که کور بماند خود در زیان افتاد، و من نگهبان شما نیستم.///به راستی روشنگریهایی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است، پس هرکس به دیده بصیرت بنگرد به سود خود اوست، و هرکس از سر بصیرت ننگرد به زیان خود اوست، و من نگهبان شما نیستم‌///دلایل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد؛ کسی که (به وسیله آن، حق را) ببیند، به سود خود اوست؛ و کسی که از دیدن آن چشم بپوشد، به زیان خودش می‌باشد؛ و من نگاهبان شما نیستم (و شما را بر قبول ایمان مجبور نمی‌کنم)///همانا بیامد شما را بینشهائی از پروردگار شما پس آنکه بینا شود برای خویشتن است و آنکه نابینا شود بر خویشتن است و نیستم من بر شما نگهبان‌///به‌راستی بینش‌ها و دیدگاه‌هایی از جانب پروردگارتان برایتان آمد. پس هر کس به دیده‌ی بصیرت بنگرد، به سود خود اوست و هر کس از سر بصیرت ننگرد به زیان خود اوست و من بر شما نگهبانی نیستم. quran_en_fa Thus do we explain the signs by various (symbols): that they may say, "Thou hast taught (us) diligently," and that We may make the matter clear to those who know. این چنین، آیات [خود] را به صورت‌های گوناگون بیان می‌کنیم [تا هدف هایی تحقق یابد]، یکی اینکه منکران با متهم کردن تو که این آیات را از دیگران فرا گرفته‌ای، شقاوت خود را کامل کنند و دیگر اینکه آن را برای گروهی که دانایند، روشن سازیم.///این چنین، آیات [خود] را به صورت‌های گوناگون بیان می‌کنیم [تا هدف هایی تحقق یابد]، یکی اینکه منکران با متهم کردن تو که این آیات را از دیگران فرا گرفته‌ای، شقاوت خود را کامل کنند و دیگر اینکه آن را برای گروهی که دانایند، روشن سازیم.///آیات خدا را اینچنین گونه‌گون بیان مى‌کنیم، تا مباد که بگویند که از کس درس گرفته‌اى و ما این آیات را براى اهل دانش بیان مى‌کنیم.///و بدین‌سان آیات [خود] را گوناگون بیان مى‌داریم، تا سر انجام [از روى عناد] بگویند: تو درس گرفته‌اى و نیز براى این که آن را براى قومى که مى‌فهمند روشن ساخته باشیم///و این گونه آیات [خود] را گوناگون بیان مى‌کنیم، تا مبادا بگویند تو درس خوانده‌اى، و تا اینکه آن را براى گروهى که مى‌دانند روشن سازیم.///و بدین‌سان آیات را در شکل‌هاى گوناگون بیان مى‌کنیم، [تا وسیله هدایت شود؛ ولى کافران ایمان نمی‌آورند] و می‌گویند: «تو درس خوانده‌اى!» ما براى کسانى بیان مى‌کنیم که اهل فهم و علم باشند.///و این چنین ما آیات قرآن را به انواع گوناگون بیان کنیم (تا وسیله هدایت شود) ولی عاقبت کافران نادان گویند: تو (اینها را) به درس آموخته‌ای! و تا آن را برای اهل دانش بیان کنیم.///و بدین‌سان آیات [خود] را گونه‌گون بیان می‌داریم برای آنکه مبادا بگویند درس گرفته‌ای، و برای آنکه آن را به روشنی برای اهل معرفت باز می‌گوییم‌///و اینچنین آیات (خود) را تشریح می‌کنیم؛ بگذار آنها بگویند: «تو درس خوانده‌ای (و آنها را از دیگری آموخته‌ای)»! می‌خواهیم آن را برای کسانی که آماده درک حقایقند، روشن سازیم.///و بدینسان بگردانیم آیتها را و تا گویند درس‌خوانده‌ای و تا بیان کنیمش برای گروهی که می‌دانند///و این‌گونه آیات (خود) را گوناگون بیان می‌کنیم و (بگذار) تا بگویند تو (نزد دگران) درس خوانده‌ای‌؛ و تا اینکه آن را برای گروهی که می‌دانند روشن سازیم. quran_en_fa Follow what thou art taught by inspiration from thy Lord: there is no god but He: and turn aside from those who join gods with Allah. از آنچه از سوی پروردگارت به تو وحی شده پیروی کن، هیچ معبودی جز او نیست، و از مشرکان روی بگردان.///از آنچه از سوی پروردگارت به تو وحی شده پیروی کن، هیچ معبودی جز او نیست، و از مشرکان روی بگردان.///از هر چه از جانب پروردگارت بر تو وحى شده است پیروى کن. هیچ خدایى جز او نیست. و از مشرکان روى برتاب.///آنچه را از پروردگارت به تو وحى شده پیروى کن، که خدایى جز او نیست، و از مشرکان روى برتاب///از آنچه از پروردگارت به تو وحى شده پیروى کن. هیچ معبودى جز او نیست، و از مشرکان روى بگردان.///تنها آنچه را از سوى پروردگارت به تو وحى شده، پیروى کن. معبودى جز او نیست. و از مشرکان روى بگردان.///ای پیغمبر هر چه از خدا به تو وحی شد از آن پیروی کن، که خدایی جز آن ذات یکتا نیست و از مشرکان روی بگردان.///از آنچه از پروردگارت به تو وحی می‌شود پیروی کن، خدایی جز او نیست، و از مشرکان روی بگردان‌///از آنچه که از سوی پروردگارت بر تو وحی شده، پیروی کن! هیچ معبودی جز او نیست! و از مشرکان، روی بگردان!///پیروی کن آنچه را وحی شده است بسوی تو از پروردگارت نیست خدائی جز او و روی گردان از شرک‌ورزان‌///از آنچه از پروردگارت به تو وحی شده پیروی کن (که) هیچ معبودی جز او نیست و از مشرکان روی بگردان. quran_en_fa If it had been Allah's plan, they would not have taken false gods: but We made thee not one to watch over their doings, nor art thou set over them to dispose of their affairs. اگر خدا می‌خواست آنان [به طور اجبار] شرک نمی‌آوردند، [ولی خواست خدا آزادی انسان در انتخاب است] و ما تو را بر آنان نگهبان و کارساز قرار ندادیم [تا آنان را به اجبار به پذیرش دین وادار کنی.]///اگر خدا می‌خواست آنان [به طور اجبار] شرک نمی‌آوردند، [ولی خواست خدا آزادی انسان در انتخاب است] و ما تو را بر آنان نگهبان و کارساز قرار ندادیم [تا آنان را به اجبار به پذیرش دین وادار کنی.]///اگر خدا مى‌خواست، آنان شرک نمى‌آوردند، و ما تو را نگهبانشان نساخته‌ایم و تو کارسازشان نیستى.///و اگر خدا مى‌خواست شرک نمى‌آوردند، و ما تو را نگهبان آنها نکرده‌ایم و تو عهده‌دار امور آنها نیستى///و اگر خدا مى‌خواست آنان شرک نمى‌آوردند، و ما تو را بر ایشان نگهبان نکرده‌ایم، و تو وکیل آنان نیستى.///و اگر خداوند مى‌خواست، [همه به اجبار ایمان مى‌آوردند و] شرک نمى‌ورزیدند. [ولى سنت الهى چنین نیست] و ما تو را بر آنان نگهبان قرار ندادیم و تو وکیل [ایمان آوردن] آنان نیستى.///و اگر خدا می‌خواست آنها شرک نمی‌آوردند، و ما تو را نگهبان ایشان نکردیم و تو وکیل آنها نیستی.///و اگر خداوند می‌خواست، شرک نمی‌ورزیدند، ولی تو را نگهبان آنان نگماشته‌ایم و تو کارساز آنان نیستی‌///اگر خدا می‌خواست، (همه به اجبار ایمان می‌آوردند،) و هیچ یک مشرک نمی‌شدند؛ و ما تو را مسؤول (اعمال) آنها قرار نداده‌ایم؛ و وظیفه نداری آنها را (به ایمان) مجبور سازی!///و اگر می‌خواست خدا شرک نمی‌ورزیدند و نگردانیدیمت بر آنان نگهبان و نیستی تو بر ایشان وکیل‌///و اگر خدا می‌خواست، آنان شرک نمی‌آوردند و ما تو را بر ایشان نگهبانی ننهادیم و تو وکیل (ما) بر آنان نیستی. quran_en_fa Revile not ye those whom they call upon besides Allah, lest they out of spite revile Allah in their ignorance. Thus have We made alluring to each people its own doings. In the end will they return to their Lord, and We shall then tell them the truth of all that they did. و معبودانی را که کافران به جای خدا می‌پرستند، دشنام ندهید، که آنان هم از روی دشمنی و نادانی خدا را دشنام خواهند داد. این گونه برای هر امتی عملشان را آراستیم [تا به کیفر لجاجت و عنادشان گمان کنندکه آنچه انجام می‌دهند نیکوست،] سپس بازگشت همه آنان به سوی پروردگارشان خواهد بود، پس آنان را به اعمالی که همواره انجام می‌دادند، آگاه می‌کند.///و معبودانی را که کافران به جای خدا می‌پرستند، دشنام ندهید، که آنان هم از روی دشمنی و نادانی خدا را دشنام خواهند داد. این گونه برای هر امتی عملشان را آراستیم [تا به کیفر لجاجت و عنادشان گمان کنندکه آنچه انجام می‌دهند نیکوست،] سپس بازگشت همه آنان به سوی پروردگارشان خواهد بود، پس آنان را به اعمالی که همواره انجام می‌دادند، آگاه می‌کند.///چیزهایى را که آنان به جاى الله مى‌خوانند، دشنام مدهید که آنان نیز بى‌هیچ دانشى، از روى کینه‌توزى به الله دشنام دهند. اینچنین عمل هر قومى را در چشمشان آراسته‌ایم. پس بازگشت همگان به پروردگارشان است و او همه را از کارهایى که کرده‌اند آگاه مى‌سازد.///و کسانى را که غیر خدا را مى‌خوانند، دشنام ندهید که از سر دشمنى و نادانى، خداوند را دشنام دهند. بدین‌سان براى هر امتى عملشان را بیاراستیم، سپس بازگشت آنها به سوى پروردگارشان است و ایشان را از آنچه انجام مى‌دادند آگاه خواهد ساخت///و آنهایى را که جز خدا مى‌خوانند دشنام مدهید که آنان از روى دشمنى [و] به نادانى، خدا را دشنام خواهند داد. این گونه براى هر امتى کردارشان را آراستیم. آنگاه بازگشت آنان به سوى پروردگارشان خواهد بود، و ایشان را از آنچه انجام مى‌دادند آگاه خواهد ساخت.///و به [معبود] کسانى که غیر خدا را مى‌خوانند، ناسزا نگویید؛ که آنان نیز از روى جهل و دشمنى به خداوند ناسزا مى‌گویند. ما این‌گونه عمل هر امتى را برایشان جلوه دادیم. سپس بازگشت آنان به سوى پروردگارشان است. پس خداوند آنان را به آنچه مى‌کردند، خبر مى‌دهد.///و (شما مؤمنان) به آنچه مشرکان غیر از خدا می‌خوانند دشنام ندهید تا مبادا آنها از روی ظلم و جهالت خدا را دشنام دهند. این چنین ما عمل هر قومی را در نظرشان زینت داده‌ایم، سپس بازگشت آنها به سوی پروردگارشان است و خدا آنان را به کردارشان آگاه می‌گرداند.///و کسانی را که به جای خداوند می‌پرستند، دشنام ندهید، چرا که از سر دشمنی و نادانی خداوند را دشنام می‌دهند، بدین‌سان عمل هر امتی را در چشمشان آراستیم، سپس بازگشتشان به سوی پروردگارشان است و او ایشان را از [حقیقت‌] کار و کردارشان آگاه می‌سازد///(به معبود) کسانی که غیر خدا را می‌خوانند دشنام ندهید، مبادا آنها (نیز) از روی (ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند! اینچنین برای هر امتی عملشان را زینت دادیم سپس بازگشت همه آنان به سوی پروردگارشان است؛ و آنها را از آنچه عمل می‌کردند، آگاه می‌سازد (و پاداش و کیفر می‌دهد).///و دشنام ندهید آنان را که جز خدا می‌خوانند تا دشنام دهند خدا را ستمگرانه به نادانی بدینگونه آراستیم برای هر گروهی کردار ایشان را سپس بسوی پروردگار ایشان است بازگشتشان تا آگهیشان دهد بدانچه بودند می‌کردند///و آنهایی را که جز خدا را می‌خوانند دشنام مدهید تا (مبادا) آنان (هم) از روی دشمنی، به نادانی، خدا را دشنام دهند. این‌گونه برای هر گروهی کردارشان را آراستیم. سپس بازگشتشان -بدون برگشت- سوی پروردگارشان خواهد بود، پس (خدا) ایشان را از آنچه کرده‌اند آگاهی بزرگی خواهد داد. quran_en_fa They swear their strongest oaths by Allah, that if a (special) sign came to them, by it they would believe. Say: "Certainly (all) signs are in the power of Allah: but what will make you (Muslims) realise that (even) if (special) signs came, they will not believe."? با سخت‌ترین سوگندهایشان به خدا سوگند خوردند که اگر معجزه دلخواهشان برای آنان آید، قطعا به آن ایمان می‌آورند، بگو: معجزات فقط در اختیار خداست، و شما [ای مردم مؤمن!] چه می‌دانید [که حقیقت چیست؟] حقیقت این است که اگر آن معجزه هم بیاید، ایمان نمی‌آورند.///با سخت‌ترین سوگندهایشان به خدا سوگند خوردند که اگر معجزه دلخواهشان برای آنان آید، قطعا به آن ایمان می‌آورند، بگو: معجزات فقط در اختیار خداست، و شما [ای مردم مؤمن!] چه می‌دانید [که حقیقت چیست؟] حقیقت این است که اگر آن معجزه هم بیاید، ایمان نمی‌آورند.///تا آنجا که توانستند، به سخت‌ترین قسمها، به خدا سوگند یاد کردند که اگر معجزه‌اى برایشان نازل شود بدان ایمان آورند. بگو: همه معجزه‌ها نزد خداست و شما از کجا مى‌دانید که اگر معجزه‌اى نازل شود ایمان نمى‌آورند؟///و به خداوند قسم‌هاى مؤکد خوردند که اگر معجزه‌اى سوى آنها بیاید، حتما به آن ایمان مى‌آورند. بگو: معجزات صرفا در اختیار خداست، و شما چه مى‌دانید که اگر معجزه‌اى هم بیاید باز ایمان نیاورند///و با سخت‌ترین سوگندهایشان، به خدا سوگند خوردند که اگر معجزه‌اى براى آنان بیاید، حتما بدان مى‌گروند. بگو: «معجزات، تنها در اختیار خداست.» و شما چه مى‌دانید که اگر [معجزه هم‌] بیاید باز ایمان نمى‌آورند.///و با سخت‌ترین سوگندهایشان به خدا قسم یاد کردند که اگر معجزه و نشانه‌اى برایشان بیاید، قطعا به آن ایمان خواهند آورد. بگو: «معجزات، تنها نزد خداست. و چه مى‌دانید که اگر معجزه‌اى هم بیاید، آنان ایمان نخواهند آورد.»///و به خدا به سخت‌ترین سوگندهای خود قسم یاد کردند که البته اگر آیتی بیاید ایمان آرند. بگو: آیات از طرف خداست، و شما مؤمنان چه می‌دانید؟ (و چگونه به گفته این کافران مطمئن می‌شوید؟ آنها همان مردم معاندند که) اگر آیتی هم آید هرگز ایمان نمی‌آورند.///و [اینان‌] سخت‌ترین سوگندهایشان را به نام خدا خوردند که اگر معجزه‌ای برایشان بیاید به آن ایمان می‌آورند، بگو معجزات در اختیار خداوند است، و چه دانید که چون [معجزه‌ای هم‌] بیاید به آن ایمان نمی‌آورند///با نهایت اصرار، به خدا سوگند یاد کردند که اگر نشانه‌ای [= معجزه‌ای‌] برای آنان بیاید، حتما به آن ایمان می‌آورند؛ بگو: «معجزات فقط از سوی خداست (و در اختیار من نیست که به میل شما معجزه‌ای بیاورم)؛ و شما از کجا می‌دانید که هرگاه معجزه‌ای بیاید (ایمان می‌آورند؟ خیر،) ایمان نمی‌آورند!»///و سوگند یاد نمودند به خدا سخت‌ترین سوگندهای خود را که اگر بیایدشان آیتی هرآینه ایمان آرند بدان بگو جز این نیست که آیتها نزد خدا است و چه دانید (یا چه آگهیتان دهد) گاهی که آنها آیند ایمان نیارند ایشان‌///و با سوگندهای سختشان به خدا سوگند خوردند (که) اگر به‌راستی نشانه‌ای برای آنان بیاید، همواره بی‌گمان به آنها ایمان می‌آورند. بگو: «نشانه‌ها تنها نزد خداست. ‌» و چه (چیزی) شما را می‌فهماند؟ اگر نشانه‌هایی‌- که می‌خواهند- (برایشان) بیاید، باز (هم) ایمان نمی‌آورند. quran_en_fa We (too) shall turn to (confusion) their hearts and their eyes, even as they refused to believe in this in the first instance: We shall leave them in their trespasses, to wander in distraction. و دل‌ها و دیدگانشان را [که وسیله فهم و بصیرت است، به سزای لجاجت و عنادشان] وارونه و دگرگون کردیم، [به این سبب با آمدن معجزه دلخواهشان هم ایمان نمی‌آورند] همان گونه که نخستین بار به آیات قرآن ایمان نیاوردند، آنان را در طغیانشان رها می‌کنیم تا پیوسته سرگردان باشند.///و دل‌ها و دیدگانشان را [که وسیله فهم و بصیرت است، به سزای لجاجت و عنادشان] وارونه و دگرگون کردیم، [به این سبب با آمدن معجزه دلخواهشان هم ایمان نمی‌آورند] همان گونه که نخستین بار به آیات قرآن ایمان نیاوردند، آنان را در طغیانشان رها می‌کنیم تا پیوسته سرگردان باشند.///و همچنان که در آغاز به آن ایمان نیاوردند، این بار نیز در دلها و دیدگانشان تصرف مى‌کنیم و آنان را سرگردان در طغیانشان رها مى‌سازیم.///و دل‌ها و دیدگانشان را [به خاطر عنادى که دارند] مى‌گردانیم [پس ایمان نمى‌آورند] همچنان که نخستین بار هم به آن ایمان نیاوردند و آنها را در طغیانشان رها مى‌کنیم که سرگشته و کوردل بمانند///و دلها و دیدگانشان را برمى‌گردانیم [در نتیجه به آیات ما ایمان نمى‌آورند] چنانکه نخستین بار به آن ایمان نیاوردند. و آنان را رها مى‌کنیم تا در طغیانشان سرگردان بمانند.///همان‌گونه که در آغاز ایمان نیاوردند، این بار نیز دلها و چشم‌هایشان را دگرگون و واژگون مى‌کنیم و آنان را درطغیانشان رها مى‌سازیم، تا سرگردان بمانند.///و ما دل و دیده اینان را چنانکه اول بار ایمان نیاوردند اکنون نیز از ایمان بگردانیم و آنها را به حال طغیان و سرکشی واگذاریم تا در ورطه ضلالت فرومانند.///و دلها و دیدگانشان را [از قبول آن‌] بر می‌گردانیم همچنانکه نخستین بار هم به آن ایمان نیاوردند، و ایشان را در طغیانشان سرگشته رها می‌سازیم‌///و ما دلها و چشمهای آنها را واژگونه می‌سازیم؛ (آری آنها ایمان نمی‌آورند) همان‌گونه که در آغاز، به آن ایمان نیاوردند! و آنان را در حال طغیان و سرکشی، به خود وامی‌گذاریم تا سرگردان شوند!///و باژگون سازیم دلها و دیدگان ایشان را چنانکه ایمان نیاوردند بدان نخستین بار و بگذاریمشان در سرکشی خود فروروند///و دل‌ها و دیدگانشان را واژگون کنیم - چنان‌که نخستین بار (هم) به آن (نشانه) ها ایمان نیاوردند- و رهایشان می‌کنیم تا در ژرفای طغیانشان سرگردان بمانند. quran_en_fa Even if We did send unto them angels, and the dead did speak unto them, and We gathered together all things before their very eyes, they are not the ones to believe, unless it is in Allah's plan. But most of them ignore (the truth). و مسلما اگر ما فرشتگان را به سوی آنان نازل می‌کردیم، و مردگان با آنان سخن می‌گفتند، و همه چیز را گروه گروه در برابرشان گرد می‌آوردیم، باز هم [از روی اراده و اختیار] ایمان نمی‌آوردند؛ مگر آنکه خدا [ایمان آوردنشان را به طور اجبار] بخواهد، ولی بیشترشان نادانی و جهالت می‌ورزند.///و مسلما اگر ما فرشتگان را به سوی آنان نازل می‌کردیم، و مردگان با آنان سخن می‌گفتند، و همه چیز را گروه گروه در برابرشان گرد می‌آوردیم، باز هم [از روی اراده و اختیار] ایمان نمی‌آوردند؛ مگر آنکه خدا [ایمان آوردنشان را به طور اجبار] بخواهد، ولی بیشترشان نادانی و جهالت می‌ورزند.///و اگر ما فرشتگان را بر آنها نازل کرده بودیم و مردگان با ایشان سخن مى‌گفتند و هر چیزى را دسته‌دسته نزد آنان گرد مى‌آوردیم، باز هم ایمان نمى‌آوردند، مگر اینکه خدا بخواهد. و لیک بیشترشان جاهلند.///و اگر ما [همه‌] فرشتگان را به سوى آنها مى‌فرستادیم، و مردگان با آنان به سخن مى‌آمدند، و همه چیز را فوج فوج در برابرشان گرد مى‌آوردیم، باز هم ایمان نمى‌آوردند، مگر این که خدا بخواهد، و لیکن بیشترشان نمى‌دانند///و اگر ما فرشتگان را به سوى آنان مى‌فرستادیم و اگر مردگان با آنان به سخن مى‌آمدند، و هر چیزى را دسته دسته در برابر آنان گرد مى‌آوردیم، باز هم ایمان نمى‌آوردند -جز اینکه خدا بخواهد- ولى بیشترشان نادانى مى‌کنند.///و اگر ما فرشتگان را به سوى آنان نازل مى‌کردیم و مردگان با آنان سخن مى‌گفتند و همه چیز را [به گواهى صدق و اعجاز]، دسته دسته در برابرشان گرد مى‌آوردیم، باز هم ایمان نمى‌آوردند. مگر آن که خداوند بخواهد [به اجبار ایمان آورند]، ولى بیشترشان نادانى مى‌کنند.///و اگر فرشتگان را بر آنها می‌فرستادیم و مردگان با آنان سخن می‌گفتند و هر چیزی را رویارویشان فراهم می‌آوردیم باز ایمان نمی‌آوردند مگر به مشیت خدا، لیکن اکثرشان (مشیت نافذ حق را) نمی‌دانند.///و اگر فرشتگان را بر آنان نازل می‌کردیم و اگر مردگان با آنان سخن می‌گفتند و همه چیز [از گذشته‌ها] را نزد آنان رویاروی باز می‌آوردیم، ایمان نمی‌آوردند مگر آنکه خدا بخواهد، ولی بیشترشان [حقیقت را] نمی‌دانند///(و حتی) اگر فرشتگان را بر آنها نازل می‌کردیم، و مردگان با آنان سخن می‌گفتند، و همه چیز را در برابر آنها جمع می‌نمودیم، هرگز ایمان نمی‌آوردند؛ مگر آنکه خدا بخواهد! ولی بیشتر آنها نمی‌دانند!///و اگر فرستیم بسوی ایشان فرشتگان را و سخن گویند با ایشان مردگان و گرد آریم بر ایشان همه چیز را روبروی نیستند که ایمان آرند جز آنکه بخواهد خدا و لیکن بیشتر ایشان نمی‌دانند///و اگر بی‌گمان فرشتگان را پیاپی سویشان فرو فرستیم و مردگان با آنان سخن گویند و همه چیز را (به عنوان گواه بدون برگشت) دسته دسته در برابر آنان گرد آوریم، باز هم چنان نبوده‌اند که ایمان آورند- جز آنکه خدا بخواهد- ولی بیشترشان نادانی می‌کنند. quran_en_fa Likewise did We make for every Messenger an enemy,- evil ones among men and jinns, inspiring each other with flowery discourses by way of deception. If thy Lord had so planned, they would not have done it: so leave them and their inventions alone. و این گونه برای هر پیامبری دشمنانی از شیاطین انس و جن قرار دادیم، که برای فریب مردم همواره گفتاری باطل ولی به ظاهر آراسته و دلپسند به یکدیگر القاء می‌کنند، و اگر پروردگارت می‌خواست چنین نمی‌کردند، پس آنان و آنچه را به دروغ به هم می‌بافند واگذار.///و این گونه برای هر پیامبری دشمنانی از شیاطین انس و جن قرار دادیم، که برای فریب مردم همواره گفتاری باطل ولی به ظاهر آراسته و دلپسند به یکدیگر القاء می‌کنند، و اگر پروردگارت می‌خواست چنین نمی‌کردند، پس آنان و آنچه را به دروغ به هم می‌بافند واگذار.///و همچنین براى هر پیامبرى دشمنانى از شیاطین انس و جن قرار دادیم. براى فریب یکدیگر، سخنان آراسته القا مى‌کنند. اگر پروردگارت مى‌خواست، چنین نمى‌کردند. پس با افترایى که مى‌زنند رهایشان ساز؛///و بدین‌گونه براى هر پیامبرى دشمنانى از شیاطین انس و جن برگماشتیم که براى فریب، بر یکدیگر سخنان فریبنده القا مى‌کنند، و اگر پروردگار تو مى‌خواست چنین نمى‌کردند. پس ایشان را با افترایى که مى‌بندند رها کن///و بدین گونه براى هر پیامبرى دشمنى از شیطانهاى انس و جن برگماشتیم. بعضى از آنها به بعضى، براى فریب [یکدیگر]، سخنان آراسته القا مى‌کنند؛ و اگر پروردگار تو مى‌خواست چنین نمى‌کردند. پس آنان را با آنچه به دروغ مى‌سازند واگذار.///ما این‌گونه براى هر پیامبرى، دشمنى از شیطان‌هاى انس و جن قرار دادیم، که برخى از آنان حرف‌هاى دلپسند و فریبنده را به برخى دیگر مرموزانه القا مى‌کنند. البته اگر پروردگارت مى‌خواست، چنین نمى‌کردند. [ولى سنت الهى بر آزادى انسان‌هاست،] پس آنان را و آنچه به دروغ مى‌سازند، به خودشان واگذار.///و همچنین ما هر پیغمبری را از شیطانهای انس و جن دشمنی در مقابل برانگیختیم که آنها برخی با برخی دیگر برای اغفال مؤمنان سخنان آراسته ظاهر فریب اظهار کنند. و اگر پروردگار تو می‌خواست چنین نمی‌کردند، پس اینها را با دروغشان واگذار.///و بدین‌سان دشمنانی برای هر پیامبر از شیاطین انس و جن پدید آوردیم، و بعضی به بعضی دیگر سخنان آراسته ظاهر فریب، پیام و الهام می‌دهند، و اگر پروردگارت [به قضای حتمی‌] می‌خواست چنین نمی‌کردند، پس ایشان را با هر افترایی که می‌بندند واگذار///اینچنین در برابر هر پیامبری، دشمنی از شیاطین انس و جن قرار دادیم؛ آنها بطور سری (و درگوشی) سخنان فریبنده و بی‌اساس (برای اغفال مردم) به یکدیگر می‌گفتند؛ و اگر پروردگارت می‌خواست، چنین نمی‌کردند؛ (و می‌توانست جلو آنها را بگیرد؛ ولی اجبار سودی ندارد.) بنابر این، آنها و تهمتهایشان را به حال خود واگذار!///و بدینسان قرار دادیم برای هر پیمبری دشمنی شیاطین آدمی و پری که وحی فرستند بعضی از ایشان بسوی بعضی سخنان بیهوده را بفریب و اگر می‌خواست پروردگار تو نمی‌کردندش پس بگذارشان به آنچه دروغ می‌بندند///و این‌گونه برای هر پیامبری برجسته، دشمنانی- شیطان‌های انس و جن - را نهادیم (که) بعضی از آنها به بعضی برای فریب (یکدیگر) گفتار آراسته را رمز می‌دهند و اگر پروردگارت بخواهد، چنان نمی‌کنند. پس آنان را با آنچه (به خدا) افترا می‌بندند واگذار. quran_en_fa To such (deceit) let the hearts of those incline, who have no faith in the hereafter: let them delight in it, and let them earn from it what they may. و [ما به عنوان آزمایش بندگان از القای گفتار باطل توسط شیاطین انس و جن به یکدیگر مانع نشدیم] تا دل‌های کسانی که به آخرت ایمان ندارند به آن القائات متمایل شود، و آن را بپسندد و [برای رسیدن به منتهای شقاوت که کیفر لجاجت و عناد آنان است] هر عمل زشتی را که بخواهند انجام دهند، نهایتا انجام دهند.///و [ما به عنوان آزمایش بندگان از القای گفتار باطل توسط شیاطین انس و جن به یکدیگر مانع نشدیم] تا دل‌های کسانی که به آخرت ایمان ندارند به آن القائات متمایل شود، و آن را بپسندد و [برای رسیدن به منتهای شقاوت که کیفر لجاجت و عناد آنان است] هر عمل زشتی را که بخواهند انجام دهند، نهایتا انجام دهند.///تا آنان که به قیامت ایمان ندارند گوش دل را بدان سپارند و پسندشان افتد و هر چه در خورشان هست انجام دهند.///و [نتیجه‌ى این وسوسه‌ها] براى این است که قلوب کسانى که به آخرت ایمان ندارند به آن گفتار [باطل‌] مایل شود و به آن دل خوش دارند و آنچه را در صدد ارتکاب آن هستند، مرتکب شوند///و [چنین مقرر شده است‌] تا دلهاى کسانى که به آخرت ایمان نمى‌آورند به آن [سخن باطل‌] بگراید و آن را بپسندد، و تا اینکه آنچه را باید به دست بیاورند، به دست آورند.///و [شیاطین، سخنان فریبنده خود را برمردم مى‌خوانند] تا گوش دل آنان که به قیامت ایمان ندارند، به آن سخنان مایل شود و آن را بپسندند. و آنان به دست آورند آنچه را به دنبال به دست آوردنش هستند.///(تا بیازماییمشان) و تا به گفتار (فریبنده) آن اهریمنان آنان که به آخرت ایمان نیاورند دل سپرده و بدان خشنود باشند و تا آنچه می‌توانند به گناه و تبهکاری آلوده شوند.///چنین [مقرر شده‌] است تا دلهای بی‌ایمانان به آخرت به آن بگراید و آن را بپسندند و هرچه [ناشایسته که‌] کننده آنند، بکنند///نتیجه (وسوسه‌های شیطان و تبلیغات شیطان‌صفتان) این خواهد شد که دلهای منکران قیامت، به آنها متمایل گردد؛ و به آن راضی شوند؛ و هر گناهی که بخواهند، انجام دهند!///و تا بشنوندش دلهای آنان که ایمان نمی‌آورند به آخرت و تا پسندش دارند و تا فراهم آرند از گناه آنچه ایشانند فراهم‌کنندگان‌///و (چنان مقرر شده است) تا کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند، به آن (سخن باطل، گوش) دلشان را فرادارند و برای اینکه آن را بپسندند و تا اینکه آنچه را بی مهابا به دشواری به دست آورنده‌اند، به دست آورند. quran_en_fa Say: "Shall I seek for judge other than Allah? - when He it is Who hath sent unto you the Book, explained in detail." They know full well, to whom We have given the Book, that it hath been sent down from thy Lord in truth. Never be then of those who doubt. آیا جز خدا حاکم و داوری بطلبم؟! در حالی که اوست که این کتاب آسمانی را که [همه معارف و احکام در آن] به تفصیل بیان شده به سوی شما نازل کرد؛ و اهل کتاب [به ویژه دانشمندان آنان] می‌دانند که این کتاب [قرآن] از سوی پروردگارت به درستی و راستی نازل شده؛ پس [در اینکه معجزه خواهی منکران و مخالفت‌های اهل کتاب از روی حقیقت جویی نیست] از تردیدکنندگان مباش.///آیا جز خدا حاکم و داوری بطلبم؟! در حالی که اوست که این کتاب آسمانی را که [همه معارف و احکام در آن] به تفصیل بیان شده به سوی شما نازل کرد؛ و اهل کتاب [به ویژه دانشمندان آنان] می‌دانند که این کتاب [قرآن] از سوی پروردگارت به درستی و راستی نازل شده؛ پس [در اینکه معجزه خواهی منکران و مخالفت‌های اهل کتاب از روی حقیقت جویی نیست] از تردیدکنندگان مباش.///آیا داور دیگرى جز خدا طلب کنم و حال آنکه اوست که این کتاب روشن را بر شما نازل کرده است؟ و اهل کتاب مى‌دانند که به حق از جانب پروردگارت نازل شده است. پس، از شک‌آورندگان مباش.///پس آیا داورى غیر از خدا جویم؟ در حالى که اوست که این کتاب را به تفصیل به سوى شما نازل کرده است. و کسانى که کتابشان داده‌ایم، مى‌دانند که قرآن از جانب پروردگار تو به حق نازل شده است. پس هرگز از اهل تردید مباش///پس، آیا داورى جز خدا جویم؟ با اینکه اوست که این کتاب را به تفصیل به سوى شما نازل کرده است. و کسانى که کتاب [آسمانى‌] بدیشان داده‌ایم مى‌دانند که آن از جانب پروردگارت به حق فرو فرستاده شده است. پس تو از تردیدکنندگان مباش.///پس [بگو:] «آیا [با این همه دلایل روشن،] غیر خدا را به داورى جویم؟ در حالى که او کتاب آسمانى را به تفصیل به سوى شما نازل کرد.» و کسانى که به آنان کتاب داده‌ایم، مى‌دانند که این کتاب، از طرف پروردگارت به حق نازل گشته است، پس به هیچ وجه از تردیدکنندگان مباش.///آیا من غیر خدا حاکم و داوری بجویم و حال آنکه او خدایی است که کتابی (چون قرآن) که همه چیز در آن بیان شده به شما فرستاد؟ و آنان که به آنها کتاب فرستادیم (یهود و نصاری) می‌دانند که این قرآن از خدای تو به حق بر تو فرستاده شده، پس در آن البته هیچ شک و تردید راه مده.///آیا کسی جز خداوند را داور گیرم و او کسی است که کتاب [قرآن‌] را شیوا و روشن بر شما نازل کرده است، و اهل کتاب می‌دانند که آن به راستی و درستی فرو فرستاده از سوی پروردگار توست، پس از دودلان مباش‌///(با این حال،) آیا غیر خدا را به داوری طلبم؟! در حالی که اوست که این کتاب آسمانی را، که همه چیز در آن آمده، به سوی شما فرستاده است؛ و کسانی که به آنها کتاب آسمانی داده‌ایم می‌دانند این کتاب، بحق از طرف پروردگارت نازل شده؛ بنابر این از تردیدکنندگان مباش!///آیا جز خدا داوری جویم و اوست آنکه فرستاد بسوی شما کتاب را به تفصیل و آنان که دادیمشان کتاب را دانند که آن است فرود آمده از پروردگار تو به حق پس نباش از شک‌کنندگان‌///پس آیا داوری جز خدا برجویم‌؟ حال آنکه اوست که این کتاب را به تفصیل سویتان نازل کرده و کسانی که کتاب (آسمانی) بدیشان دادیم، می‌دانند که آن از جانب پروردگارت (تمامی) حق (و) به تدریج فرو فرستاده شده‌است. پس تو هرگز از تردیدکنندگان مباش. quran_en_fa The word of thy Lord doth find its fulfilment in truth and in justice: None can change His words: for He is the one who heareth and knoweth all. و سخن پروردگارت از روی راستی و عدل کامل شد، سخنان او را تغییر دهنده‌ای نیست؛ و او شنوا و داناست.///و سخن پروردگارت از روی راستی و عدل کامل شد، سخنان او را تغییر دهنده‌ای نیست؛ و او شنوا و داناست.///و کلام پروردگار تو در راستى و عدالت به حد کمال است. هیچ کس نیست که یاراى دگرگون‌کردن سخن او را داشته باشد و اوست شنوا و دانا.///و سخن پروردگارت از لحاظ صدق و عدل تمام و کمال است، و کلمات او را تغییر دهنده‌اى نیست و او شنواى داناست///و سخن پروردگارت به راستى و داد، سرانجام گرفته است؛ و هیچ تغییردهنده‌اى براى کلمات او نیست؛ و او شنواى داناست.///و کلام پروردگارت، در صداقت و عدالت به حد کمال و تمام رسید. هیچ تغییر دهنده‌اى براى کلمات او نیست. و او شنواى داناست.///کلام خدای تو از روی راستی و عدالت به حد کمال رسید و هیچ کس تبدیل و تغییر آن کلمات نتواند کرد و او خدای شنوا و داناست.///و سخن [وعده‌] پروردگارت به درستی و داد سرانجام پذیرفته است، کلمات او را دگرگون‌کننده‌ای نیست، و او شنوای داناست‌///و کلام پروردگار تو، با صدق و عدل، به حد تمام رسید؛ هیچ کس نمی‌تواند کلمات او را دگرگون سازد؛ و او شنونده داناست.///و انجام یافت سخن پروردگار تو به راستی و داد نیست برگرداننده‌ای برای سخنان او و او است شنونده دانا///و سخن پروردگارت [: قرآن] در حال راستی و عدالت تمام شده است و هیچ تغییر دهنده‌ای (حتی خدا) برای کلمات او نیست و او بسی شنوای بسیار داناست. quran_en_fa Wert thou to follow the common run of those on earth, they will lead thee away from the way of Allah. They follow nothing but conjecture: they do nothing but lie. اگر از بیشتر مردم روی زمین پیروی کنی [و آرا و خواسته هایشان را گردن نهی] تو را از راه خدا گمراه می‌کنند؛ آنان فقط از گمان و پندار [که پایه علمی و منطقی ندارد] پیروی می‌کنند، و تنها به حدس و تخمین تکیه می‌زنند.///اگر از بیشتر مردم روی زمین پیروی کنی [و آرا و خواسته هایشان را گردن نهی] تو را از راه خدا گمراه می‌کنند؛ آنان فقط از گمان و پندار [که پایه علمی و منطقی ندارد] پیروی می‌کنند، و تنها به حدس و تخمین تکیه می‌زنند.///اگر از اکثریتى که در این سرزمینند پیروى کنى، تو را از راه خدا گمراه سازند. زیرا جز از پى گمان نمى‌روند و جز به دروغ سخن نمى‌گویند.///و اگر از بیشتر مردم روى زمین پیروى کنى، تو را از راه خدا به در مى‌کنند، آنها صرفا از وهم و گمان پیروى مى‌کنند و جز این نیست که به گزاف و حدس سخن مى‌گویند///و اگر از بیشتر کسانى که در [این سر] زمین مى‌باشند پیروى کنى، تو را از راه خدا گمراه مى‌کنند. آنان جز از گمان [خود] پیروى نمى‌کنند و جز به حدس و تخمین نمى‌پردازند.///و اگر از بیشتر افراد روى زمین، اطاعت کنى، تو را از راه خداوند، منحرف و گمراه مى‌کنند. زیرا آنان جز از گمان پیروى نمى‌کنند و آنان، جز به حدس و گمان نمى‌پردازند.///و اگر پیروی از اکثر مردم روی زمین کنی تو را از راه خدا گمراه خواهند کرد، که اینان جز از پی گمان (و هوا و هوس) نمی‌روند و جز اندیشه باطل و دروغ چیزی در دست ندارند.///و اگر از بیشتر مردم [این سر] زمین پیروی کنی تو را از راه خدا گمراه می‌کنند، چرا که جز از وهم و گمان پیروی نمی‌کنند و جز این نیست که دروغ می‌بافند///اگر از بیشتر کسانی که در روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه می‌کنند؛ (زیرا) آنها تنها از گمان پیروی می‌نمایند، و تخمین و حدس (واهی) می‌زنند.///و اگر فرمانبری بیشتر آنان را که در زمینند گمراهت کنند از راه خدا پیروی نمی‌کنند جز گمان را و نیستند جز پندارندگان‌///و اگر از بیشتر کسانی که در زمین (تکلیف) اند پیروی کنی، تو را از راه خدا به بیراهه می‌برند. آنان جز از گمان پیروی نمی‌کنند و جز به حدس و گمان (بیجا) نمی‌پردازند. quran_en_fa Thy Lord knoweth best who strayeth from His way: He knoweth best who they are that receive His guidance. یقینا پروردگارت به کسی که از راه او گمراه می‌شود و نیز به راه یافتگان داناتر است.///یقینا پروردگارت به کسی که از راه او گمراه می‌شود و نیز به راه یافتگان داناتر است.///پروردگار تو به کسانى که از راه وى دور مى‌گردند آگاه‌تر است و هدایت یافتگان را بهتر مى‌شناسد.///مسلما پروردگار تو بهتر مى‌داند چه کسى از راه او منحرف مى‌شود، و همو به راه یافتگان داناتر است///بارى، پروردگار تو به [حال‌] کسى که از راه او منحرف مى‌شود داناتر است، و او به [حال‌] راه‌یافتگان [نیز] داناتر است.///قطعا پروردگار تو، خود به کسانى که از راه او گمراه مى‌شوند، داناتر است. و او به هدایت‌یافتگان [نیز] آگاه‌تر است.///محققا خدای تو خود داناتر است به حال آن که از راه او گمراه است و آن که به راه او هدایت یافته است.///بی‌گمان پروردگارت داناتر است که چه کسانی از راه او به در افتاده‌اند و هم او به رهیافتگان داناتر است‌///پروردگارت به کسانی که از راه او گمراه گشته‌اند، آگاهتر است؛ و همچنین از کسانی که هدایت یافته‌اند.///همانا پروردگار تو داناتر است بدانکه گمراه شود از راه او و او است داناتر به هدایت‌شدگان‌///همواره پروردگارت، (هم) او به (حال) کسی که از راهش منحرف می‌شود داناتر است و او به (حال) راه‌یافتگان (نیز) داناتر است. quran_en_fa So eat of (meats) on which Allah's name hath been pronounced, if ye have faith in His signs. پس اگر به آیات خدا ایمان دارید، از آنچه [از گوشت حیوان حلال گوشتی] که [وقت ذبح شدن] نام خدا بر او برده شده بخورید [نه از ذبیحه گمراهان.]///پس اگر به آیات خدا ایمان دارید، از آنچه [از گوشت حیوان حلال گوشتی] که [وقت ذبح شدن] نام خدا بر او برده شده بخورید [نه از ذبیحه گمراهان.]///اگر به آیات خدا ایمان دارید از ذبحى که نام خدا بر آن یاد شده است بخورید.///پس اگر به آیات او ایمان دارید، از ذبحى که نام خدا بر آن یاد شده است بخورید///پس، اگر به آیات او ایمان دارید از آنچه نام خدا [به هنگام ذبح‌] بر آن برده شده است بخورید.///پس اگر به آیات الهى ایمان دارید، [تنها از] آنچه نام خداوند بر آن برده شد، بخورید.///پس شما مؤمنان چنانچه به آیات خدا ایمان دارید از آنچه نام خدا بر آن ذکر شده تناول کنید.///باری اگر به آیات خداوند ایمان دارید [فقط] از آنچه نام خدا را [به هنگام ذبحش‌] برده‌اند، بخورید///از (گوشت) آنچه نام خدا (هنگام سر بریدن) بر آن گفته شده، بخورید (و غیر از آن نخورید) اگر به آیات او ایمان دارید!///پس بخورید از آنچه برده شده است نام خدا بر آن اگر هستید به آیتهای او ایمان‌آورندگان‌///پس، اگر به آیات او ایمان داشته‌اید، از آنچه نام خدا (به هنگام کشتن) بر آن برده شده است، بخورید. quran_en_fa Why should ye not eat of (meats) on which Allah's name hath been pronounced, when He hath explained to you in detail what is forbidden to you - except under compulsion of necessity? But many do mislead (men) by their appetites unchecked by knowledge. Thy Lord knoweth best those who transgress. و شما را چه شده [که به دنبال یاوه گویی مشرکان] از آنچه [چون گوشت ذبیحه‌ای] که نام خدا بر آن برده شده نمی‌خورید؟! در صورتی که آنچه را خدا بر شما حرام نموده برای شما بیان کرده است، مگر چیزی که [برای حفظ جانتان] به خوردن آن ناچار شوید؛ و قطعا بسیاری [از بداندیشان]، دیگران را از روی جهل و نادانی با هواهای نفسانی خود گمراه می‌کنند؛ یقینا پروردگارت به تجاوزکاران [از حدود حق] داناتر است.///و شما را چه شده [که به دنبال یاوه گویی مشرکان] از آنچه [چون گوشت ذبیحه‌ای] که نام خدا بر آن برده شده نمی‌خورید؟! در صورتی که آنچه را خدا بر شما حرام نموده برای شما بیان کرده است، مگر چیزی که [برای حفظ جانتان] به خوردن آن ناچار شوید؛ و قطعا بسیاری [از بداندیشان]، دیگران را از روی جهل و نادانی با هواهای نفسانی خود گمراه می‌کنند؛ یقینا پروردگارت به تجاوزکاران [از حدود حق] داناتر است.///چرا از آنچه نام خدا بر آن یاد شده است نمى‌خورید و خدا چیزهایى را که بر شما حرام شده است به تفصیل بیان کرده است، مگر آنگاه که ناچار گردید؟ بسیارى بى‌هیچ دانشى دیگران را گمراه پندارهاى خود کنند. هرآینه پروردگار تو به متجاوزان از حد داناتر است.///و شما را چه شده که از ذبحى که نام خدا بر آن یاد شده است نمى‌خورید؟ در حالى که خدا آنچه را بر شما حرام کرده برایتان شرح داده است، جز آنچه بدان ناچار شدید. و به راستى بسیارى به هوس‌هاى خویش، بدون آگاهى [مردم را] گمراه مى‌کنند. آرى، پروردگار تو به [حال///و شما را چه شده است که از آنچه نام خدا بر آن برده شده است نمى‌خورید؟ با اینکه [خدا] آنچه را بر شما حرام کرده -جز آنچه بدان ناچار شده‌اید- براى شما به تفصیل بیان نموده است. و به راستى، بسیارى [از مردم، دیگران را] از روى نادانى، با هوسهاى خود گمراه مى‌کنند. آرى، پروردگار تو به [حال‌] تجاوزکاران داناتر است.///و شما را چه شده که از آنچه نام خداوند بر آن برده شده است، نمى‌خورید؟ [و بى‌جهت حلال ما را بر خود حرام مى‌کنید.] در صورتى که خداوند آنچه را بر شما حرام کرده، خودش به تفصیل براى شما بیان نموده است، مگر آنچه [از محرمات] که به خوردن آن مضطر شدید. همانا بسیارى از مردم، دیگران را جاهلانه به خاطر هوس‌هاى خود گمراه مى‌کنند. قطعا پروردگارت به متجاوزان آگاه‌تر است.///چرا از آنچه نام خدا بر آن ذکر شده نمی‌خورید (و بر خود حرام می‌کنید)؟ در صورتی که آنچه خدا بر شما حرام کرده به تفصیل بیان نموده جز آنچه به آن ناگزیر می‌شوید که باز حلال است. و بسیاری از مردم به هوای نفس خود از روی جهل (دیگران را) به گمراهی کشند. همانا خدا به تجاوز کنندگان (از حدود) داناتر است.///و چرا از قربانی‌ای که نام خدا را [به هنگام ذبحش‌] بر او برده‌اند نخورید، و حال آنکه [خداوند] آنچه را بر شما حرام کرده است، برایتان روشن کرده است، مگر آنچه از [خوردن‌] آن ناچار شوید، و بسیاری به هوی و هوس خویش و از روی نادانی [مردم را] گمراه می‌کنند، بی‌گمان پروردگار تو به تجاوزکاران آگاه‌تر است‌///چرا از چیزها [= گوشتها] ئی که نام خدا بر آنها برده شده نمی‌خورید؟! در حالی که (خداوند) آنچه را بر شما حرام بوده، بیان کرده است! مگر اینکه ناچار باشید؛ (که در این صورت، خوردن از گوشت آن حیوانات جایز است.) و بسیاری از مردم، به خاطر هوی و هوس و بی‌دانشی، (دیگران را) گمراه می‌سازند؛ و پروردگارت، تجاوزکاران را بهتر می‌شناسد.///و چه شود شما را نخورید از آنچه نام خدا بر آن برده شده است حالی که تفصیل داده است برای شما آنچه را حرام کرده است بر شما جز آنچه ناگزیر شوید بدان و همانا بسیاری گمراه می‌کنند به هوسهای خود به نادانی و هرآینه پروردگار تو داناتر است به تجاوزکنندگان‌///و شما را چه شده که از آنچه نام خدا بر آن برده شده نمی‌خورید؟ حال آنکه همواره خدا، آنچه را بر شما حرام کرده، به تفصیل (در قرآن) بیان کرده است، جز آنچه (از محرمات) که بدون اختیار به آن ناچار شده‌اید (که به اندازه‌ی ضرورت بر شما حلال است). و بی‌چون بسیاری (از مردمان، دیگران را) از روی نادانی، با هوس‌های خود گمراه می‌کنند. بی‌امان پروردگارت، (هم) او به (حال) تجاوزکاران داناتر است. quran_en_fa Eschew all sin, open or secret: those who earn sin will get due recompense for their "earnings." گناه آشکار و پنهان را رها کنید؛ قطعا کسانی که مرتکب گناه می‌شوند به زودی در برابر آنچه همواره مرتکب می‌شدند، مجازات خواهند شد.///گناه آشکار و پنهان را رها کنید؛ قطعا کسانی که مرتکب گناه می‌شوند به زودی در برابر آنچه همواره مرتکب می‌شدند، مجازات خواهند شد.///و گناه را، چه آشکار باشد و چه پنهان، ترک گویید. آنان که مرتکب گناه مى‌شوند، به سزاى اعمال خود خواهند رسید.///و گناه را چه آشکار و چه پنهان ترک کنید [زیرا] آنها که گناه مى‌کنند، به زودى سزاى اعمالى را که مرتکب مى‌شدند خواهند دید///و گناه آشکار و پنهان را رها کنید، زیرا کسانى که مرتکب گناه مى‌شوند، به زودى در برابر آنچه به دست مى‌آوردند کیفر خواهند یافت.///و گناه آشکار و پنهان را رها کنید. کسانى که مرتکب گناه مى‌شوند، به زودى کیفر کارهایى را که مرتکب شده‌اند، خواهند دید.///و هر گناه و عمل زشت را در ظاهر و باطن ترک کنید، که محققا کسانی که کسب گناه کنند به زودی به کیفر آن خواهند رسید.///و گناه را چه آشکار باشد چه پنهان رها کنید، بی‌شک کسانی که مرتکب گناه می‌شوند، جزای کاری را که کرده‌اند، خواهند دید///گناهان آشکار و پنهان را رها کنید! زیرا کسانی که گناه می‌کنند، بزودی در برابر آنچه مرتکب می‌شدند، مجازات خواهند شد.///و رها کنید آشکار گناه و نهانش (یا برون گناه و درونش را) همانا آنان که فراهم آورند گناه را بزودی کیفر شوند بدانچه بودند فراهم می‌آوردند///و آشکار و پنهان گناه- دورکننده‌ی از خیرات- را رها کنید، زیرا کسانی که به (این) گناه آلوده می‌شوند، به زودی - در برابر آنچه نابسامان با کاوش به دست می‌آورده‌اند - کیفر خواهند یافت. quran_en_fa Eat not of (meats) on which Allah's name hath not been pronounced: That would be impiety. But the evil ones ever inspire their friends to contend with you if ye were to obey them, ye would indeed be Pagans. از آنچه [هنگام ذبح شدن] نام خدا بر آن برده نشده نخورید؛ مسلما خوردن آن فسق [و بیرون رفتن از عرصه طاعت خدا] است؛ قطعا شیاطین [شبهات ناروایی را به ضد احکام خدا] به دوستانشان القاء می‌کنند تا با شما [درباره احکام خدا] مجادله و ستیزه کنند، و اگر از آنان پیروی کنید، یقینا شما هم مشرکید.///از آنچه [هنگام ذبح شدن] نام خدا بر آن برده نشده نخورید؛ مسلما خوردن آن فسق [و بیرون رفتن از عرصه طاعت خدا] است؛ قطعا شیاطین [شبهات ناروایی را به ضد احکام خدا] به دوستانشان القاء می‌کنند تا با شما [درباره احکام خدا] مجادله و ستیزه کنند، و اگر از آنان پیروی کنید، یقینا شما هم مشرکید.///از ذبحى که نام خدا بر آن یاد نشده است مخورید که خود نافرمانى است. و شیاطین به دوستان خود القا مى‌کنند که با شما مجادله کنند؛ اگر از ایشان پیروى کنید از مشرکانید.///و از ذبحى که نام خدا بر آن یاد نشده است مخورید، چرا که آن قطعا نافرمانى است، و بى‌گمان شیاطین دوستان خود را وسوسه مى‌کنند تا با شما مجادله کنند، و اگر اطاعتشان کنید همانا شما [هم‌] مشرکید///و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده است مخورید، چرا که آن قطعا نافرمانى است. و در حقیقت، شیطانها به دوستان خود وسوسه مى‌کنند تا با شما ستیزه نمایند. و اگر اطاعتشان کنید قطعا شما هم مشرکید.///و از آنچه نام خداوند بر آن برده نشده، نخورید؛ چرا که خوردن آن گناه است. شیاطین، به دوستان خود القا مى‌کنند تا به جدال با شما برخیزند، [که مثلا چه فرقى است میان حیوان مرده با ذبح شده؟] و اگر از آنان اطاعت کنید، قطعا شما هم مشرک مى‌شوید.///و از آنچه نام خدا بر آن ذکر نشده نخورید که آن فسق و تبه کاری است. و اهریمنان سخت به دوستان و پیروان خود وسوسه کنند تا با شما به جدل و منازعه برخیزند. و اگر شما هم از آنان پیروی کنید (مانند آنها) مشرک خواهید شد.///و از قربانی‌ای که نام خدا را [به هنگام ذبحش‌] بر او نبرده‌اند، نخورید چرا که نافرمانی است و شیاطین به دوستداران خویش الهام و پیام می‌دهند تا با شما مجادله کنند، و اگر از آنان پیروی کنید، شما هم مشرکید///و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده، نخورید! این کار گناه است؛ و شیاطین به دوستان خود مطالبی مخفیانه القا می‌کنند، تا با شما به مجادله برخیزند؛ اگر از آنها اطاعت کنید، شما هم مشرک خواهید بود!///و نخورید از آنچه برده نشده است نام خدا بر آن و هرآینه آن است نافرمانی و همانا شیاطین وحی کنند بسوی دوستان خود تا درستیزند با شما و اگر فرمان برید ایشان را هرآینه باشید شرک‌ورزندگان‌///و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده است مخورید، و (خوردن) آن بی‌گمان سرپیچی سختی (از فرمان خدا) است و همانا شیطان‌ها به دوستان خود همواره وسوسه می‌کنند، تا با شما ستیزه نمایند و اگر اطاعتشان کنید، بی‌گمان شما (هم) بی‌چون (به گونه‌ای) مشرکانید. quran_en_fa Can he who was dead, to whom We gave life, and a light whereby he can walk amongst men, be like him who is in the depths of darkness, from which he can never come out? Thus to those without faith their own deeds seem pleasing. آیا کسی که [از نظر عقلی و روحی] مرده بود و ما او را [به وسیله هدایت و ایمان] زنده کردیم، و برای وی نوری قرار دادیم تا در پرتو آن در میان مردم [به درستی و سلامت] حرکت کند، مانند کسی است که در تاریکی‌ها [ی جهل و گمراهی] است و از آن بیرون شدنی نیست؟! این گونه برای کافران [به خاطر لجاجت و عنادشان] آنچه انجام می‌دادند، آراسته شد [تا گمان کنند اعمالی را که انجام می‌دهند نیکوست.]///آیا کسی که [از نظر عقلی و روحی] مرده بود و ما او را [به وسیله هدایت و ایمان] زنده کردیم، و برای وی نوری قرار دادیم تا در پرتو آن در میان مردم [به درستی و سلامت] حرکت کند، مانند کسی است که در تاریکی‌ها [ی جهل و گمراهی] است و از آن بیرون شدنی نیست؟! این گونه برای کافران [به خاطر لجاجت و عنادشان] آنچه انجام می‌دادند، آراسته شد [تا گمان کنند اعمالی را که انجام می‌دهند نیکوست.]///آیا آن کس که مرده بود و ما زنده‌اش ساختیم و نورى فراراهش داشتیم تا بدان در میان مردم راه خود را بیابد، همانند کسى است که به تاریکى گرفتار است و راه بیرون‌شدن را نمى‌داند؟ اعمال کافران، در نظرشان اینچنین آراسته گردیده است.///آیا کسى که مرده بود و زنده‌اش کردیم و برایش نورى پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه برود، مانند کسى است که گویا در تاریکى‌هاست و از آن بیرون آمدنى نیست؟ بدین‌سان براى کافران اعمالى که انجام مى‌دادند، جلوه یافته است///آیا کسى که مرده‌ [دل‌] بود و زنده‌اش گردانیدیم و براى او نورى پدید آوردیم تا در پرتو آن، در میان مردم راه برود، چون کسى است که گویى گرفتار در تاریکیهاست و از آن بیرون‌آمدنى نیست؟ این گونه براى کافران آنچه انجام مى‌دادند زینت داده شده است.///و آن که [به واسطه‌ى جهل و شرک] مرده بود، پس او را [با هدایت خویش] حیات بخشیدیم و براى او نورى قرار دادیم که با آن در میان مردم راه خود را بیابد، آیا مثل او مثل کسى است که در ظلمت‌هاى [جهل و شرک] قرار دارد و از آن بیرون آمدنى نیست؟ این‌گونه براى کافران، کارهایى که مى‌کردند، جلوه داده شده بود.///و آیا کسی که مرده (جهل و ضلالت) بود ما او را زنده کردیم و به او روشنی (علم و دیانت) دادیم تا به آن روشنی میان مردم (سرافراز) رود مثل او مانند کسی است که در تاریکی‌ها (ی جهل) فرو رفته و از آن به در نتواند گشت؟ (آری) کردار بد کافران در نظرشان چنین جلوه‌گر شده است.///آیا کسی که مرده‌دل بود و زنده‌اش کردیم و نوری به او بخشیدیم که در پرتو آن در میان مردم راه می‌برد، همانند کسی است که گویی گرفتار ظلمات است و از آن بیرون آمدنی نیست، بدین‌سان در چشم کافران کار و کردارشان آراسته شده است‌///آیا کسی که مرده بود، سپس او را زنده کردیم، و نوری برایش قرار دادیم که با آن در میان مردم راه برود، همانند کسی است که در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد؟! این گونه برای کافران، اعمال (زشتی) که انجام می‌دادند، تزیین شده (و زیبا جلوه کرده) است.///آیا آنکه مرداری بود پس زنده‌اش کردیم و قرار دادیم برای او روشنائی که راه رود بدان در مردم همانند آن است که در تاریکیها نیست برون آینده از آنها بدینسان آراسته شد برای کافران آنچه بودند می‌کردند///آیا و کسی که مرده (دل) بوده، پس زنده (دل) اش گردانیدیم و برای او نوری نهادیم تا در پرتو آن در میان مردمان راه برود، همچون کسی است که نمود و نمادش در تاریکی‌هاست (که) از آن‌ها بیرون آمدنی نیست‌؟ این‌گونه برای کافران آنچه را انجام می‌داده‌اند زینت داده شده است. quran_en_fa Thus have We placed leaders in every town, its wicked men, to plot (and burrow) therein: but they only plot against their own souls, and they perceive it not. و این گونه [که در مکه می‌بینی] در هر آبادی و شهری رؤسا و سردمداران گنهکاری قرار دادیم تا در آن [برای گمراه کردن مردم] نیرنگ زنند، ولی جز به خودشان نیرنگ نمی‌زنند، و [این واقعیت را] درک نمی‌کنند.///و این گونه [که در مکه می‌بینی] در هر آبادی و شهری رؤسا و سردمداران گنهکاری قرار دادیم تا در آن [برای گمراه کردن مردم] نیرنگ زنند، ولی جز به خودشان نیرنگ نمی‌زنند، و [این واقعیت را] درک نمی‌کنند.///و بدین سان در هر قریه‌اى مجرمانشان را بزرگانشان قرار دادیم تا در آنجا مکر کنند، ولى نمى‌دانند که جز با خود مکر نمى‌ورزند.///و بدین‌گونه در هر شهرى رؤساى تبهکارش را گماشتیم [و همه گونه امکانات به آنها دادیم‌] که عاقبت در آن به فریبکارى دست یازند. و آنها صرفا به خودشان نیرنگ مى‌زنند و درک نمى‌کنند///و بدین گونه، در هر شهرى گناهکاران بزرگش را مى‌گماریم تا در آن به نیرنگ پردازند، و [لى‌] آنان جز به خودشان نیرنگ نمى‌زنند و درک نمى‌کنند.///و ما این‌گونه در هر دیارى، مجرمان بزرگش را مى‌گماریم تا در آن قریه‌ها و مناطق، حیله کنند، اما جز به خودشان نیرنگ نمى‌کنند و نمى‌فهمند [که نتیجه‌ى حیله، به خودشان بازمى‌گردد].///و همچنین ما قرار دادیم که در هر دیاری رؤسای بدکار ستمگر (با مردم آنجا) مکر اندیشند، و در حقیقت مکر جز با خویشتن نمی‌کنند و به این هم آگاه نیستند.///و بدین‌سان در هر شهری گناهکاران بزرگش را می‌گماریم، تا سرانجام در آن مکرورزند [و فسق و فساد کنند]، و جز در حق خویش مکرنمی‌ورزند و نمی‌دانند///و (نیز) این گونه در هر شهر و آبادی، بزرگان گنهکاری قرار دادیم؛ (افرادی که همه گونه قدرت در اختیارشان گذاردیم؛ اما آنها سوء استفاده کرده، و راه خطا پیش گرفتند؛) و سرانجام کارشان این شد که به مکر (و فریب مردم) پرداختند؛ ولی تنها خودشان را فریب می‌دهند و نمی‌فهمند!///و بدینسان نهادیم در هر شهر سران گنهکارانش را تا نیرنگ آرند در آن و نیرنگ نیاورند جز بر خویشتن و درنمی‌یابند///و بدین‌گونه، در هر مجتمعی بزرگانشان را (از) مجرمان نهادیم، تا در آن به نیرنگ پردازند و آنان جز به خودشان نیرنگ نمی‌زنند و باریک‌بینی نمی‌کنند. quran_en_fa When there comes to them a sign (from Allah), They say: "We shall not believe until we receive one (exactly) like those received by Allah's messengers." Allah knoweth best where (and how) to carry out His mission. Soon will the wicked be overtaken by humiliation before Allah, and a severe punishment, for all their plots. و چون آیه و معجزه‌ای [بخاطر هدایت یافتنشان] به سوی آنان آید، می‌گویند: هرگز ایمان نمی‌آوریم تا نظیر آنچه به پیامبران خدا داده شده به ما هم داده شود. خدا داناتر است که مقام رسالت را در کجا قرار دهد؛ به زودی آنان را که گناه کرده‌اند به کیفر نیرنگی که [همواره برای گمراه کردن مردم] می‌زدند، در پیشگاه خدا ذلت و خواری و عذابی سخت خواهد رسید.///و چون آیه و معجزه‌ای [بخاطر هدایت یافتنشان] به سوی آنان آید، می‌گویند: هرگز ایمان نمی‌آوریم تا نظیر آنچه به پیامبران خدا داده شده به ما هم داده شود. خدا داناتر است که مقام رسالت را در کجا قرار دهد؛ به زودی آنان را که گناه کرده‌اند به کیفر نیرنگی که [همواره برای گمراه کردن مردم] می‌زدند، در پیشگاه خدا ذلت و خواری و عذابی سخت خواهد رسید.///چون آیه‌اى بر آنها نازل شد، گفتند که ما ایمان نمى‌آوریم تا آنگاه که هر چه به پیامبران خدا داده شده به ما نیز داده شود. بگو: خدا داناتر است که رسالت خود را در کجا قرار دهد. به زودى به مجرمان به کیفر مکرى که مى‌ورزیده‌اند از جانب خدا خوارى و عذابى شدید خواهد رسید.///و چون آیتى سویشان آید گویند: هرگز ایمان نمى‌آوریم، مگر آن که نظیر آنچه به رسولان خدا داده شده به ما نیز داده شود. خدا بهتر مى‌داند رسالتش را کجا قرار دهد. به زودى کسانى که مرتکب گناه شدند، به سزاى این که مکر مى‌کردند دچار خفت در پیشگاه خدا و عذابى///و چون آیتى برایشان بیاید، مى‌گویند: «هرگز ایمان نمى‌آوریم تا اینکه نظیر آنچه به فرستادگان خدا داده شده است به ما [نیز] داده شود.» خدا بهتر مى‌داند رسالتش را کجا قرار دهد. به زودى، کسانى را که مرتکب گناه شدند، به [سزاى] آنکه نیرنگ مى‌کردند، در پیشگاه خدا خوارى و شکنجه‌اى سخت خواهد رسید.///و چون آیه و نشانه‌اى [براى هدایت آنان] نازل شد، گفتند: «ما هرگز ایمان نمى‌آوریم تا آن که به ما هم مثل آنچه به فرستادگان خدا داده شد، داده شود.» [بگو:] «خداوند بهتر مى‌داند که رسالت خود را کجا قرار دهد.» به زودى به آنها که گناه کردند، به سزاى آن مکر و نیرنگ‌ها که مى‌کردند، خوارى و عذاب سخت از نزد خداوند خواهد رسید.///و چون آیتی برای (هدایت) آنها آمد گفتند: ما ایمان نیاوریم تا مانند آنچه به رسولان خدا داده شد به ما نیز داده شود. خدا بهتر می‌داند که در کجا رسالت خود را مقرر دارد. به زودی مجرمان را خدا خوار سازد و عذابی سخت به واسطه مکری که می‌اندیشیدند بر آنان فرو فرستد.///و چون نشانه‌ای [از جانب خداوند] بر ایشان بیاید گویند هرگز به آن ایمان نمی‌آوریم، مگر آنکه مانند آنچه به پیامبران الهی داده شده، به ما نیز داده شود، خداوند بهتر می‌داند که رسالت خویش را در کجا [و بر چه کسی‌] قرار دهد، به زودی گناهکاران را به سزای مکری که ورزیده بودند، از جانب خداوند خواری و عذابی شدید خواهد رسید///و هنگامی که آیه‌ای برای آنها بیاید، می‌گویند: «ما هرگز ایمان نمی‌آوریم، مگر اینکه همانند چیزی که به پیامبران خدا داده شده، به ما هم داده شود!» خداوند آگاهتر است که رسالت خویش را کجا قرار دهد! بزودی کسانی که مرتکب گناه شدند، (و مردم را از راه حق منحرف ساختند،) در مقابل مکر (و فریب و نیرنگی) که می‌کردند، گرفتار حقارت در پیشگاه خدا، و عذاب شدید خواهند شد.///و هرگاه بیایدشان آیتی گویند ایمان نیاریم تا آورده شویم همانند آنچه آورده شدند فرستادگان خدا خدا داناتر است کجا نهد پیمبری خویش را بزودی رسد آنان را که گناه کردند خواریی نزد خدا و عذابی سخت بدانچه بودند نیرنگ می‌باختند///و چون نشانه‌ای (ربانی) برایشان بیاید گویند: «هرگز ایمان نمی‌آوریم تا آنکه نظیر آنچه به فرستادگان خدا داده شده است به ما (نیز) داده شود.» خدا بهتر می‌داند رسالتش را کجا و چگونه قرار دهد. زودا کسانی را که مرتکب جرم شدند - به (سزای) آنچه نیرنگ می‌کردند - در پیشگاه خدا خواری و بی‌مقداری و شکنجه‌ای سخت خواهد رسید. quran_en_fa Those whom Allah (in His plan) willeth to guide,- He openeth their breast to Islam; those whom He willeth to leave straying,- He maketh their breast close and constricted, as if they had to climb up to the skies: thus doth Allah (heap) the penalty on those who refuse to believe. پس کسی را که خدا بخواهد هدایت کند، سینه‌اش را برای [پذیرفتن] اسلام می‌گشاید؛ و کسی را که [به خاطر لجاجت و عنادش] بخواهد گمراه نماید، سینه‌اش را چنان تنگ می‌کند که گویی به زحمت در آسمان بالا می‌رود؛ خدا این گونه پلیدی را بر کسانی که ایمان نمی‌آورند، قرار می‌دهد.///پس کسی را که خدا بخواهد هدایت کند، سینه‌اش را برای [پذیرفتن] اسلام می‌گشاید؛ و کسی را که [به خاطر لجاجت و عنادش] بخواهد گمراه نماید، سینه‌اش را چنان تنگ می‌کند که گویی به زحمت در آسمان بالا می‌رود؛ خدا این گونه پلیدی را بر کسانی که ایمان نمی‌آورند، قرار می‌دهد.///هر کس را که خدا خواهد که هدایت کند دلش را براى اسلام مى‌گشاید، و هر کس را که خواهد گمراه کند قلبش را چنان فرو مى‌بندد که گویى مى‌خواهد که به آسمان فرا رود. بدین سان خدا به آنهایى که ایمان نمى‌آورند پلیدى مى‌نهد.///پس هر که را خدا بخواهد هدایت کند، سینه‌اش را براى اسلام بگشاید و هر که را بخواهد در گمراهى [وا] گذارد، سینه‌اش را تنگ و تنگ‌تر گرداند چنان که گویى در آسمان بالا مى‌رود. خدا این چنین بر کسانى که ایمان نمى‌آورند پلیدى مى‌نهد///پس کسى را که خدا بخواهد هدایت نماید، دلش را به پذیرش اسلام مى‌گشاید؛ و هر که را بخواهد گمراه کند، دلش را سخت تنگ مى‌گرداند؛ چنانکه گویى به زحمت در آسمان بالا مى‌رود. این گونه، خدا پلیدى را بر کسانى که ایمان نمى‌آورند قرار مى‌دهد.///خداوند هر که را بخواهد هدایت کند، سینه‌اش را براى [پذیرش] اسلام مى‌گشاید. و هر که را [به خاطر اعمال خلافش،] بخواهد گمراه کند، سینه‌اش را سخت قرار مى‌دهد؛ گویا به زحمت در آسمان بالا مى‌رود. خداوند این چنین پلیدى [کفر] را بر کسانى که ایمان نمى‌آورند، قرار مى‌دهد.///پس هر که را خدا هدایت او خواهد قلبش را برای پذیرش اسلام باز و روشن گرداند و هر که را خواهد گمراه نماید (به حال گمراهی واگذارد) دل او را از پذیرفتن ایمان تنگ و سخت گرداند که گویی می‌خواهد از زمین بر فراز آسمان رود. این چنین خدا آنان را که به حق نمی‌گروند مردود و پلید می‌گرداند.///بدین‌سان هرکس که خداوند هدایتش را بخواهد دلش را به پذیرش اسلام می‌گشاید، و هرکس را که بخواهد در گمراهی واگذارد، دلش را تنگ و تاریک می‌گرداند، چنانکه گویی می‌خواهد به آسمان بپرد [و نمی‌تواند]، خداوند این چنین عذاب را بر کسانی که ایمان نمی‌آورند، می‌گمارد///آن کس را که خدا بخواهد هدایت کند، سینه‌اش را برای (پذیرش) اسلام، گشاده می‌سازد؛ و آن کس را که بخاطر اعمال خلافش بخواهد گمراه سازد، سینه‌اش را آنچنان تنگ می‌کند که گویا می‌خواهد به آسمان بالا برود؛ این گونه خداوند پلیدی را بر افرادی که ایمان نمی‌آورند قرار می‌دهد!///آن را که خواهد خدا هدایت کند بگشاید سینه او را برای اسلام و آن را که خواهد گمراه سازد بگرداند سینه‌اش را تنگ فشرده چنانکه گوئی سخت می‌رود به آسمان بدینسان نهد خدا پلید را بر آنان که ایمان نمی‌آورند///پس کسی را که خدا بخواهد هدایتش کند، سینه‌اش را برای اسلام می‌گشاید و هر کس را که بخواهد گمراهش کند، سینه‌اش را سخت تنگ می‌گرداند، (چنان که) گویی به زحمت در آسمان بالا می‌رود. این‌گونه خدا پلیدی را بر کسانی که ایمان نمی‌آورند می‌نهد. quran_en_fa This is the way of thy Lord, leading straight: We have detailed the signs for those who receive admonition. و این [قرآن و اسلام] راه راست پروردگار توست؛ ما آیات را برای گروهی که متذکر می‌شوند، بیان کردیم.///و این [قرآن و اسلام] راه راست پروردگار توست؛ ما آیات را برای گروهی که متذکر می‌شوند، بیان کردیم.///این است راه راست پروردگارت. آیات را براى مردمى که پند مى‌گیرند به تفصیل بیان کرده‌ایم.///و راه راست پروردگار تو همین است. ما آیات [خود] را براى مردمى که پند مى‌گیرند، به روشنى بیان داشته‌ایم///و راه راست پروردگارت همین است. ما آیات [خود] را براى گروهى که پند مى‌گیرند، به روشنى بیان نموده‌ایم.///و این راه پروردگار توست که مستقیم است. قطعا ما آیات خود را براى قوم و گروهى که پند مى‌پذیرند، به تفصیل بیان کرده‌ایم.///و این راه خدای توست که مستقیم است. ما آیات (خود) را برای گروهی که بدان پند می‌گیرند به خوبی روشن ساختیم.///و این راه پروردگار توست که مستقیم است، به راستی که آیات [خود] را برای پندگیران به روشنی بیان داشته‌ایم‌///و این راه مستقیم (و سنت جاویدان) پروردگار توست؛ ما آیات خود را برای کسانی که پند می‌گیرند، بیان کردیم!///و این است راه پروردگار تو راست همانا تفصیل دادیم آیتها را برای گروهی که یادآور شوند///و این راه راست پروردگار تو است. ما آیات (خود) را برای گروهی که (حقیقت را) به خوبی به یاد می‌آورند جداسازی (و بیان) نموده‌ایم. quran_en_fa For them will be a home of peace in the presence of their Lord: He will be their friend, because they practised (righteousness). برای آنان نزد پروردگارشان خانه سلامت و امن است؛ و به پاداش کارهای پسندیده‌ای که همواره انجام می‌دادند یار و سرپرست آنان است.///برای آنان نزد پروردگارشان خانه سلامت و امن است؛ و به پاداش کارهای پسندیده‌ای که همواره انجام می‌دادند یار و سرپرست آنان است.///براى آنها در نزد پروردگارشان، خانه آرامش است. و به پاداش کارهایى که مى‌کنند، خدا دوستدار آنهاست.///براى آنها نزد پروردگارشان سراى سلامت است، و او دوستدار و یاور آنهاست به خاطر اعمالى که انجام مى‌دادند///براى آنان، نزد پروردگارشان سراى عافیت است، و به [پاداش‌] آنچه انجام مى‌دادند، او یارشان خواهد بود.///سراى سلامت نزد پروردگارشان، تنها براى آنان است. و او به پاداش اعمالى که انجام مى‌دادند، سرپرست و پشتیبان و دوست آنان است.///آنها را نزد خدا دار سلامت و خانه آسایش است و خدا دوستدار و سرپرست آنهاست برای آنکه نیکوکار بودند.///برای آنان نزد پروردگارشان دارالسلام [سرای سلامت، بهشت‌] محفوظ است و او به خاطر کار و کردارشان دوستدار آنان است‌///برای آنها (در بهشت) خانه امن و امان نزد پروردگارشان خواهد بود؛ و او، ولی و یاور آنهاست بخاطر اعمال (نیکی) که انجام می‌دادند.///آنان را است خانه آرامش نزد پروردگار خویش و او است دوست ایشان بدانچه بودند می‌کردند///برایشان، نزد پروردگارشان سرای سلامت است و به سبب آنچه انجام می‌داده‌اند، (هم) او سرورشان است. quran_en_fa One day will He gather them all together, (and say): "O ye assembly of Jinns! Much (toll) did ye take of men." Their friends amongst men will say: "Our Lord! we made profit from each other: but (alas!) we reached our term - which thou didst appoint for us." He will say: "The Fire be your dwelling-place: you will dwell therein for ever, except as Allah willeth." for thy Lord is full of wisdom and knowledge. و [یاد کنید] روزی که همه جن و انس را جمع می‌کنیم [و به طایفه جن می‌گوییم:] ای گروه جن! شما [با وسوسه و اغواگری خود] در بسیاری از انسان‌ها میل و رغبت کردید [تا آنان را گمراه کنید] و دوستانشان از میان انسان‌ها می‌گویند: پروردگارا! هر یک از ما دو گروه [پیشوایان و پیروان] از دیگری بهره برداری کردیم [ما پیروان به بهره‌های نامشروع رسیدیم، و پیشوایان از منحرف کردن ما بهره ناروا بردند] تا به آن مدت از عمری که برای ما مقرر کرده بودی، رسیدیم. [خدا] می‌گوید: آتش، جایگاه شماست، در آن جاودانه‌اید، مگر آنکه خدا نجات شما را بخواهد؛ یقینا پروردگارت حکیم و داناست.///و [یاد کنید] روزی که همه جن و انس را جمع می‌کنیم [و به طایفه جن می‌گوییم:] ای گروه جن! شما [با وسوسه و اغواگری خود] در بسیاری از انسان‌ها میل و رغبت کردید [تا آنان را گمراه کنید] و دوستانشان از میان انسان‌ها می‌گویند: پروردگارا! هر یک از ما دو گروه [پیشوایان و پیروان] از دیگری بهره برداری کردیم [ما پیروان به بهره‌های نامشروع رسیدیم، و پیشوایان از منحرف کردن ما بهره ناروا بردند] تا به آن مدت از عمری که برای ما مقرر کرده بودی، رسیدیم. [خدا] می‌گوید: آتش، جایگاه شماست، در آن جاودانه‌اید، مگر آنکه خدا نجات شما را بخواهد؛ یقینا پروردگارت حکیم و داناست.///و روزى که همگان را گرد آورد و گوید: اى گروه جنیان، شما بسیارى از آدمیان را پیرو خویش ساختید. یارانشان از میان آدمیان گویند: اى پروردگار ما، ما از یکدیگر بهره‌مند مى‌شدیم و به پایان زمانى که براى زیستن ما قرار داده بودى رسیدیم. گوید: جایگاه شما آتش است، جاودانه در آنجا خواهید بود، مگر آنچه خدا بخواهد. هرآینه پروردگار تو حکیم و داناست.///و روزى که همه آنها را گرد مى‌آورد [و مى‌گوید]: اى گروه جنیان! از آدمیان، پیروان زیادى فراهم آوردید، و هواخواهان آنان از آدمیان گویند: پروردگارا! برخى از ما از دیگرى بهره گرفت، و به اجلى که براى ما مقرر کرده بودى رسیدیم. [خدا] فرماید: جایگاه شما آت///و [یاد کن‌] روزى را که همه آنان را گرد مى‌آورد [و مى‌فرماید:] «اى گروه جنیان، از آدمیان [پیروان‌] فراوان یافتید.» و هواخواهان آنها از [نوع‌] انسان مى‌گویند: «پروردگارا، برخى از ما از برخى دیگر بهره بردارى کرد، و به پایانى که براى ما معین کردى رسیدیم.» [خدا] مى‌فرماید: «جایگاه شما آتش است؛ در آن ماندگار خواهید بود، مگر آنچه را خدا بخواهد [که خود تخفیف دهد]؛ آرى، پروردگار تو حکیم داناست.»///و روزى که خداوند، همه را گرد مى‌آورد، [سپس به جنیان خطاب مى‌فرماید:] اى گروه جن! شما از انسان‌ها [پیروان] بسیارى یافتید. و دوستان ایشان از نسل بشر می‌گویند: «پروردگارا! ما انسان‌ها و شیاطین از یکدیگر بهره گرفتیم و اینک به سرانجامى که برایمان قرار داده بودى، رسیدیم.» خدا مى‌فرماید: آتش جایگاه شماست که همیشه در آن خواهید بود، مگر آن که خداوند بخواهد [و شما را ببخشاید]. همانا پروردگار تو حکیم و داناست.///و (یاد آر) روزی که همه آنها را محشور می‌کند (و به شیاطین خطاب کند که) ای گروه جن، شما بسیاری از انسانها را پیرو خود ساختید. در آن حال دوستداران شیاطین از جنس بشر گویند: پروردگارا، ما بعضی از (اضلال) بعضی دیگر بهره‌مند گردیده و به اجلی که معین نموده‌ای رسیدیم. خدا گوید: آتش منزلگاه شماست و همیشه در آن خواهید بود مگر آنچه خدا بخواهد (که برخی را بیرون آورد)، که پروردگار تو درست کردار و داناست.///و روزی که همه آنان را [در محشر] گرد آورد [و فرماید] ای گروه جن به راستی که بسیاری از انسانها را از راه به در بردید، و دوستان آنان از میان انسانها پاسخ دهند که پروردگارا ما از همدیگر بهره‌مند شدیم، و به اجلی که برای ما مقرر داشته بودی، رسیدیم، فرماید آتش دوزخ جایگاه شماست که جاودانه در آنید، مگر آنچه خدا بخواهد که پروردگارت فرزانه داناست‌///در آن روز که (خدا) همه آنها را جمع و محشور میسازد، (می‌گوید:) ای جمعیت شیاطین و جن! شما افراد زیادی از انسانها را گمراه ساختید! دوستان و پیروان آنها از میان انسانها می‌گویند: «پروردگارا! هر یک از ما دو گروه [= پیشوایان و پیروان‌گمراه‌] از دیگری استفاده کردیم؛ (ما به لذات هوس آلود و زودگذر رسیدیم؛ و آنها بر ما حکومت کردند؛) و به اجلی که برای ما مقرر داشته بودی رسیدیم.» (خداوند) می‌گوید: «آتش جایگاه شماست؛ جاودانه در آن خواهید ماند، مگر آنچه خدا بخواهد» پروردگار تو حکیم و داناست.///و روزی که گردشان آرد همگی ای گروه پری همانا فراوان گرفتید از آدمی و گفتند دوستان ایشان از آدمیان پروردگارا بهره‌مند شدند بعضی از ما به بعضی و رسیدیم سرآمدی را که برای ما نهادی گفت آتش است جایگاه شما جاودانان در آن جز آنچه خدا خواهد همانا پروردگار تو است حکیم دانا///و روزی که همه‌ی آنان را گرد می‌آورد (فرماید:) «ای گروه جنیان، از آدمیان (پیروان) فراوان سویتان کشاندید.» و سرپرستان انسانیشان گفتند: «پروردگارمان! برخی از ما از بعضی دیگر بسی بهره‌برداری کردیم و به زمان پایانیمان که برایمان معین کردی رسیدیم.» (خدا) فرمود: «آتش پایگاهتان است، در آن ماندگارید، مگر آنچه را خدا خواست (که خود تخفیف دهد). به‌راستی، پروردگارت فرزانه‌ای بسیار داناست.» quran_en_fa Thus do we make the wrong-doers turn to each other, because of what they earn. این گونه برخی ستمکاران را بر برخی به کیفر گناهانی که همواره مرتکب می‌شدند، مسلط و چیره می‌کنیم.///این گونه برخی ستمکاران را بر برخی به کیفر گناهانی که همواره مرتکب می‌شدند، مسلط و چیره می‌کنیم.///و بدین سان ستمکاران را به کیفر کارهایى که مى‌کردند به یکدیگر وامى‌گذاریم.///و این گونه برخى از ستمکاران را به سزاى اعمالى که مرتکب مى‌شدند به بعضى دیگر وا مى‌گذاریم///و این گونه برخى از ستمکاران را به [کیفر] آنچه به دست مى‌آوردند، سرپرست برخى دیگر مى‌گردانیم.///و بدین­گونه بعضى ستمگران را بر بعضى مسلط مى‌کنیم، [تا کیفرى باشد] براى آنچه عمل مى‌کردند.///و همچنین ما برخی ستمکاران را بر بعض دیگر (به مخالفت) برگماریم به سبب آنچه کسب می‌کردند.///و بدین‌سان بعضی از ستمکاران [مشرکان‌] را بر بعضی دیگر، به خاطر کار و کردارشان سلطه دهیم‌///ما این‌گونه بعضی از ستمگران را به بعضی دیگر وامی‌گذاریم به سبب اعمالی که انجام می‌دادند.///و بدینسان دوست گردانیم بعضی ستمگران را با بعضی بدانچه بودند فراهم میکردند///و این‌گونه برخی از ستمکاران را به آنچه به دست می‌آورده‌اند، در پی برخی دیگرشان می‌گردانیم. quran_en_fa "O ye assembly of Jinns and men! came there not unto you messengers from amongst you, setting forth unto you My signs, and warning you of the meeting of this Day of yours?" They will say: "We bear witness against ourselves." It was the life of this world that deceived them. So against themselves will they bear witness that they rejected Faith. [در قیامت خطاب می‌رسد:] ای گروه جن و انس! آیا برای شما از جنس خودتان پیامبرانی نیامدند که همواره آیات مرا بر شما می‌خواندند و شما را از دیدار امروزتان هشدار می‌دادند؟ می‌گویند: ما به زیان خود گواهی می‌دهیم [که آمدند، ولی ما تکذیبشان کردیم] و [جلوه‌های پر زرق و برق] زندگی دنیا آنان را فریفت، و [اکنون در این عرصه هول انگیز] به زیان خود گواهی می‌دهند که [در دنیا] کافر بودند.///[در قیامت خطاب می‌رسد:] ای گروه جن و انس! آیا برای شما از جنس خودتان پیامبرانی نیامدند که همواره آیات مرا بر شما می‌خواندند و شما را از دیدار امروزتان هشدار می‌دادند؟ می‌گویند: ما به زیان خود گواهی می‌دهیم [که آمدند، ولی ما تکذیبشان کردیم] و [جلوه‌های پر زرق و برق] زندگی دنیا آنان را فریفت، و [اکنون در این عرصه هول انگیز] به زیان خود گواهی می‌دهند که [در دنیا] کافر بودند.///اى گروه جنیان و آدمیان، آیا بر شما پیامبرانى از خودتان فرستاده نشده تا آیات مرا برایتان بخوانند و شما را از دیدار چنین روزى بترسانند؟ گویند: ما به زیان خویش گواهى مى‌دهیم. زندگى دنیایى آنان را بفریفت و به زیان خود گواهى دادند، که از کافران بودند.///اى گروه جن و انس! مگر رسولانى از خودتان سوى شما نیامدند که آیات مرا بر شما مى‌خواندند و شما را از دیدار امروزتان بیم مى‌دادند؟ گویند: بر ضد خویش گواهى مى‌دهیم [که آرى آمدند]، و زندگى دنیا فریبشان داد و ضد خود گواهى دادند که کافر بوده‌اند///اى گروه جن و انس، آیا از میان شما فرستادگانى براى شما نیامدند که آیات مرا بر شما بخوانند و از دیدار این روزتان به شما هشدار دهند؟ گفتند: «ما به زیان خود گواهى دهیم.» [که آرى، آمدند] و زندگى دنیا فریبشان داد، و بر ضد خود گواهى دادند که آنان کافر بوده‌اند.///اى گروه جن و انس! آیا پیامبرانى از خودتان به سویتان نیامدند تا آیات مرا بر شما بخوانند و شما را از دیدار این روز بیمتان دهند؟ گویند: «ما علیه خودمان گواهى مى‌دهیم.» و زندگى دنیا آنان را فریب داد و علیه خود شهادت دادند که کافر بوده‌اند.///(آن گاه خدا گوید) ای گروه جن و انس، مگر برای هدایت شما از جنس خود شما رسولانی نیامدند که آیات مرا برای شما می‌خواندند و شما را از مواجه شدن با این روز سخت می‌ترساندند؟ آنها (با نهایت پشیمانی) جواب دهند که ما (به جهالت و بدی) بر خود گواهی می‌دهیم. و زندگانی دنیا آنها را مغرور ساخت و در آن حال (می‌فهمند و) بر خود گواهی می‌دهند که به راه کفر می‌رفتند.///ای گروه جن و انس آیا پیامبرانی از خودتان به سوی شما نیامدند که آیات مرا بر شما فرو خوانند و شما را به دیدار چنین روزی هشدار دهند؟ گویند بر خود گواهی دهیم [که آری آمدند] و زندگانی دنیا ایشان را فریفته است و بر خود گواهی دهند که کافر بوده‌اند///(در آن روز به آنها می‌گوید:) ای گروه جن و انس! آیا رسولانی از شما به سوی شما نیامدند که آیات مرا برایتان بازگو می‌کردند، و شما را از ملاقات چنین روزی بیم می‌دادند؟! آنها می‌گویند: «بر ضد خودمان گواهی می‌دهیم؛ (آری، ما بد کردیم.)» و زندگی (پر زرق و برق) دنیا آنها را فریب داد؛ و به زیان خود گواهی می‌دهند که کافر بودند!///ای گروه پری و آدمی آیا نیامد شما را فرستادگانی از شما که بسرایند بر شما آیتهای مرا و بترسانند شما را از رسیدنتان بدین روز گفتند گواهی دادیم بر خویشتن و بفریفتشان زندگانی دنیا و گواهی دادند بر خویش که بودند کافران‌///ای گروه جنیان و انسان! آیا از میان شما فرستادگانی برایتان نیامدند، در حالی که آیات مرا بر شما می‌خوانند و از دیدار این روزتان شما را هشدار می‌دهند؟ گفتند: «ما بر (زیان) خود گواهی دادیم. ‌» (آری، آمدند) و زندگی دنیا فریبشان داد و بر ضد خود گواهی دادند که همواره ایشان کافران بوده‌اند. quran_en_fa (The messengers were sent) thus, for thy Lord would not destroy for their wrong-doing men's habitations whilst their occupants were unwarned. این [فرستادن پیامبران] برای این است که پروردگارت مردم شهرها و آبادی‌ها را در حالی که اهلشان [پیش از آمدن پیامبران] بی خبر [از توحید و معاد و حقایق] باشند، از روی ستم هلاک نمی‌کند.///این [فرستادن پیامبران] برای این است که پروردگارت مردم شهرها و آبادی‌ها را در حالی که اهلشان [پیش از آمدن پیامبران] بی خبر [از توحید و معاد و حقایق] باشند، از روی ستم هلاک نمی‌کند.///و این بدان سبب است که پروردگار تو مردم هیچ قریه‌اى را که بى‌خبر بودند از روى ستم هلاک نمى‌کرد.///این [اتمام حجت‌] از آن روست که پروردگار تو هیچ‌گاه [اهل‌] شهرها را به ستم هلاک کننده نبوده است در حالى که مردم آن غافل باشند///این [اتمام حجت‌] بدان سبب است که پروردگار تو هیچ گاه شهرها را به ستم نابوده نکرده، در حالى که مردم آن غافل باشند.///این [اتمام حجت] براى آن است که پروردگارت هرگز از روى ستم، آبادى‌هایى را که اهلش [حق را نشناخته­اند و از شناخت آن غافلند، نابود نمى‌کند.///این (فرستادن رسل) برای این است که خدا اهل دیاری را تا (اتمام حجت نکرده و) آنها غافل و جاهل باشند به ستم هلاک نگرداند.///این از آن روی است که پروردگارت نابودکننده شهرها از روی ستم -در حالتی که مردمانش بی‌خبر باشندنیست‌///این بخاطر آن است که پروردگارت هیچ‌گاه (مردم) شهرها و آبادیها را بخاطر ستمهایشان در حال غفلت و بی‌خبری هلاک نمی‌کند. (بلکه قبلا رسولانی برای آنها می‌فرستد.)///این بدان است که نیست پروردگار تو نابودکننده شهرها به ستم حالی که باشند مردم آنها بی‌خبران‌///این (هشدار) بدین سبب است، که پروردگارت هیچ گاه مجتمعات را به ستم هلاک‌‌‌کننده نبوده، در حالی که مردمشان ناآگاهند. quran_en_fa To all are degrees (or ranks) according to their deeds: for thy Lord is not unmindful of anything that they do. و [در قیامت] برای هر کدام [از دو گروه جن و انس] به سزای آنچه انجام می‌دادند، درجاتی [از ثواب و عذاب] است؛ و پروردگارت از آنچه انجام می‌دهند، بی خبر نیست.///و [در قیامت] برای هر کدام [از دو گروه جن و انس] به سزای آنچه انجام می‌دادند، درجاتی [از ثواب و عذاب] است؛ و پروردگارت از آنچه انجام می‌دهند، بی خبر نیست.///براى هر یک برابر اعمالى که انجام داده‌اند درجاتى است، که پروردگار تو از آنچه مى‌کنند غافل نیست.///و براى هر یک [از بندگان‌] براى آنچه انجام داده‌اند [نزد خدا] رتبه‌هایى است، و پروردگار تو از آنچه مى‌کنند غافل نیست///و براى هر یک [از این دو گروه‌]، از آنچه انجام داده‌اند، [در جزا] مراتبى خواهد بود، و پروردگارت از آنچه مى‌کنند غافل نیست.///و براى هر کس بر اساس آنچه انجام داده، درجاتى است. و پروردگار تو از آنچه مى‌کنند، غافل نیست.///و هر کس (از بندگان) به عملی که کرده رتبه خواهد یافت، و خدای تو از عمل هیچ کس غافل نخواهد بود.///و یکایک ایشان طبق کار و کردارشان درجاتی دارند، و پروردگارت از آنچه می‌کنند غافل نیست‌///و برای هر یک (از این دو دسته)، درجات (و مراتبی) است از آنچه عمل کردند؛ و پروردگارت از اعمالی که انجام می‌دهند، غافل نیست.///و هرکدام را پایه‌هائی است از آنچه کردند و نیست پروردگار تو غافل از آنچه می‌کنند///و برای هر یک (از مکلفان) از آنچه انجام داده‌اند، درجاتی است و پروردگارت از آنچه می‌کنند غافل نیست. quran_en_fa Thy Lord is self-sufficient, full of Mercy: if it were His will, He could destroy you, and in your place appoint whom He will as your successors, even as He raised you up from the posterity of other people. و پروردگارت بی نیاز و صاحب رحمت است، اگر بخواهد همه شما را هلاک می‌نماید، و پس از شما هر نسلی که بخواهد جایگزین شما می‌کند، همان گونه که شما را از نسل گروهی دیگر پدید آورد.///و پروردگارت بی نیاز و صاحب رحمت است، اگر بخواهد همه شما را هلاک می‌نماید، و پس از شما هر نسلی که بخواهد جایگزین شما می‌کند، همان گونه که شما را از نسل گروهی دیگر پدید آورد.///و پروردگار تو بى‌نیاز و مهربان است. و همچنان که شما را از نسل مردمان دیگر بیافریده است، اگر بخواهد، شما را مى‌برد و پس از شما، هر چه را که بخواهد، جانشینتان مى‌سازد.///و پروردگار تو غنى و صاحب رحمت است، اگر بخواهد شما را مى‌برد و پس از شما هر چه [از آفریدگان خود] را بخواهد جانشین مى‌کند آن چنان که شما را نیز از نسل گروهى دیگر پدید آورد///و پروردگار تو بى‌نیاز و رحمتگر است. اگر بخواهد شما را مى‌برد، و پس از شما، هر که را بخواهد جانشین [شما] مى‌کند؛ همچنانکه شما را از نسل گروهى دیگر پدید آورده است.///و پروردگار تو بى‌نیاز و صاحب رحمت است. اگر بخواهد، شما را مى‌برد و پس از شما هر که را بخواهد، جایگزین مى‌کند، همان­گونه که شما را از نسل قوم دیگرى پدید آورد.///و خدای تو از خلق بی‌نیاز و (به همه) مهربان است و اگر بخواهد، شما را ببرد (و همه را فانی گرداند) آن گاه هر که را بخواهد جانشین شما کند چنان که شما را از نسل گروهی دیگر پدید آورد.///و پروردگارت بی‌نیاز و صاحب رحمت است، اگر بخواهد شما را از میان می‌برد و بعد از شما و به جای شما آنچه بخواهد جانشین می‌سازد، همچنانکه شما را از زاد و رود قومی دیگر پدید آورد///پروردگارت بی‌نیاز و مهربان است؛ (پس به کسی ستم نمی‌کند؛ بلکه همه، نتیجه اعمال خود را می‌گیرند؛) اگر بخواهد، همه شما را می‌برد؛ سپس هر کس را بخواهد جانشین شما می‌سازد؛ همان‌طور که شما را از نسل اقوام دیگری به وجود آورد.///و پروردگار تو است بی‌نیاز مهربان اگر خواهد ببرد شما را و جانشین سازد پس از شما هرچه را خواهد چنانکه پدید آورد شما را از نژاد گروه دگران‌///و پروردگارت (تنها) بی‌نیاز کانون رحمت است. اگر بخواهد شما را می‌برد و پس از شما، هر چه را بخواهد جانشین (شما) می‌آورد؛ چنان که شما را از نسل گروهی دیگر پدید آورده است. quran_en_fa All that hath been promised unto you will come to pass: nor can ye frustrate it (in the least bit). بی تردید آنچه [از ثواب و عقاب] به شما وعده می‌دهند، آمدنی است؛ و شما عاجز کننده خدا نیستید [تا بتوانید از دسترس قدرتش بیرون روید.]///بی تردید آنچه [از ثواب و عقاب] به شما وعده می‌دهند، آمدنی است؛ و شما عاجز کننده خدا نیستید [تا بتوانید از دسترس قدرتش بیرون روید.]///هر چه به شما وعده داده‌اند خواهد آمد و شما را راه گریزى نیست.///آنچه به شما وعده داده مى‌شود حتما خواهد آمد، و شما [بر خواست خدا] غالب نخواهید شد///قطعا آنچه به شما وعده داده مى‌شود آمدنى است، و شما درمانده‌کنندگان [خدا] نیستید.///به راستى آنچه به شما وعده مى‌دهند، آمدنى است و شما نمى‌توانید [خدا را] ناتوان سازید [و از کیفر و عدل او بگریزید].///هر چه به شما وعده دادند محققا خواهد آمد و شما (بر قدرت و مقدرات خدا) غالب نخواهید شد.///آنچه به شما وعده داده شده است فرارسنده است و شما گزیر و گریزی نخواهید داشت‌///آنچه به شما وعده داده می‌شود، یقینا می‌آید؛ و شما نمی‌توانید (خدا را) ناتوان سازید (و از عدالت و کیفر او فرار کنید)!///همانا وعده‌های شما است آینده و نیستید شما به عجزآرندگان‌///همواره آنچه به شما وعده داده می‌شود به‌راستی آمدنی است و شما درمانده کنندگان (خدا) نیستید. quran_en_fa Say: "O my people! Do whatever ye can: I will do (my part): soon will ye know who it is whose end will be (best) in the Hereafter: certain it is that the wrong-doers will not prosper." بگو: ای قوم! تا جایی که در قدرت شماست [برای مبارزه با من و آیینم] بکوشید، من هم [در انجام دادن وظایفم] می‌کوشم، سپس خواهید دانست که سرانجام خوش و نیکوی سرای آخرت برای کیست؟ قطعا ستمکاران رستگار نمی‌شوند.///بگو: ای قوم! تا جایی که در قدرت شماست [برای مبارزه با من و آیینم] بکوشید، من هم [در انجام دادن وظایفم] می‌کوشم، سپس خواهید دانست که سرانجام خوش و نیکوی سرای آخرت برای کیست؟ قطعا ستمکاران رستگار نمی‌شوند.///بگو: اى قوم من، هر چه از دستتان برمى‌آید بکنید که من نیز مى‌کنم؛ به زودى خواهید دانست که پایان این زندگى به سود که خواهد بود، هر آینه ستمکاران رستگار نمى‌شوند.///بگو: اى قوم من! هر چه در توان دارید به کار گیرید که من نیز در کارم، [اما] به زودى خواهید دانست که عاقبت آن سرا براى کیست. و یقینا ستمکاران رستگار نمى‌شوند///بگو: «اى قوم من، هر چه مقدور شما هست انجام دهید؛ من [هم‌] انجام مى‌دهم. به زودى خواهید دانست که فرجام [نیکوى‌] آن سراى از آن کیست. آرى، ستمکاران رستگار نمى‌شوند.»///بگو: «اى قوم من! بر جایگاه و سیرت خویش عمل کنید که من نیز [بر اساس سیرت خویش] عمل مى‌کنم. و به زودى خواهید دانست که سرانجام آن سراى از کیست. ستمکاران رستگار نمى‌شوند.»///بگو: ای قوم من، شما را هر چه در خور است و بر آن توانایی دارید عمل کنید، من نیز در خور خویش عمل (نیک) می‌کنم، آن گاه البته (من به اجر خود رسم و) شما به زودی آگاه خواهید شد که آن کس که عاقبت منزلگاه خوش دارد کیست، البته ستمکاران را رستگاری نیست.///بگو ای قوم من هرچه می‌توانید بکنید، من نیز می‌کنم، سپس به زودی خواهید دانست که نیک سرانجامی سرای آخرت از آن کیست و بی‌گمان ستمکاران رستگار نمی‌گردند///بگو: «ای قوم من! هر کار در قدرت دارید بکنید! من (هم به وظیفه خود) عمل می‌کنم؛ اما بزودی خواهید دانست چه کسی سرانجام نیک خواهد داشت (و پیروزی با چه کسی است! اما) به یقین، ظالمان رستگار نخواهند شد!»///بگو ای قوم بکنید هر آنچه توانید که منم کننده زود است بدانید که را است پایان خانه همانا رستگار نشوند ستمگران‌///بگو: «ای قوم من! هر چه در توانتان است انجام دهید، من (هم) همواره (در خور توانم) انجام‌دهنده‌ام. پس دیرا که خواهید دانست زندگی پایانی این خانه (ی دنیا) از آن کیست. بی‌گمان، ستمکاران رستگار نمی‌کنند.» quran_en_fa Out of what Allah hath produced in abundance in tilth and in cattle, they assigned Him a share: they say, according to their fancies: "This is for Allah, and this" - for our "partners"! but the share of their" partners "reacheth not Allah, whilst the share of Allah reacheth their "partners"! evil (and unjust) is their assignment! و مشرکان از زراعت و چهارپایانی که خدا آفریده برای او سهمی قرار دادند، و به گمان بی اساس خود گفتند: این سهم خدا، و این سهم بتان ما؛ [و عقیده داشتند] آنچه برای بتانشان باشد به خدا نمی‌رسد و آنچه برای خدا باشد [در صورتی که سهم بتان کمبودی داشته باشد] به آنها می‌رسد؛ بد است آنچه داوری می‌کنند.///و مشرکان از زراعت و چهارپایانی که خدا آفریده برای او سهمی قرار دادند، و به گمان بی اساس خود گفتند: این سهم خدا، و این سهم بتان ما؛ [و عقیده داشتند] آنچه برای بتانشان باشد به خدا نمی‌رسد و آنچه برای خدا باشد [در صورتی که سهم بتان کمبودی داشته باشد] به آنها می‌رسد؛ بد است آنچه داوری می‌کنند.///براى خدا از کشته‌ها و چارپایانى که آفریده است نصیبى معین کردند و به خیال خود گفتند که این از آن خداست و این از آن بتان ماست. پس آنچه از آن بتانشان بود به خدا نمى‌رسید، و آنچه از آن خدا بود به بتانشان مى‌رسید. به گونه‌اى بد داورى مى‌کردند.///و براى خدا آنچه از زراعت و دام‌ها که او آفریده سهمى گذاشتند، [و سهمى براى بت‌ها] و به خیال خود گفتند: این سهم خدا و این هم براى بت‌هاى ماست. پس آن سهمى که مخصوص بت‌هایشان بود به خدا نمى‌رسید، ولى آنچه براى خدا بود به بت‌ها مى‌رسید [و سهم خدا را به ب///و [مشرکان،] براى خدا از آنچه از کشت و دامها که آفریده است سهمى گذاشتند، و به پندار خودشان گفتند: «این ویژه خداست و این ویژه بتان ما.» پس آنچه خاص بتانشان بود به خدا نمى‌رسید، و [لى‌] آنچه خاص خدا بود به بتانشان مى‌رسید. چه بد داورى مى‌کنند.///رو [بت‌پرستان] از آنچه خداوند از کشت و چهارپایان آفریده است، سهمى را براى خدا قرار دادند و به پندار خودشان گفتند: «این قسمت براى خداست و این قسمت براى [بت‌هایى که هم] شریکان [خدایند، هم شریک اموال] ما!» پس آنچه سهم شرکا و بت‌ها بود، به خدا نمى‌رسید؛ ولى هرچه سهم خدا بود، به شرکا مى‌رسید. چه بد است آنچه داورى مى‌کنند!///و برای خدا از روییدنیها و چهارپایانی که آفریده نصیبی معین کردند و به گمان خودشان گفتند: این سهم برای خدا و این سهم برای دیگر شریکان و بتان ما. پس آن سهمی که شریکانشان را بود به خدا نمی‌رسید و آن که برای خدا بود به شریکان می‌رسید! حکمی سخت (جاهلانه و) ناشایسته می‌کنند.///و برای خداوند از زراعت و چارپایانی که خود او آفریده است، بهره‌ای قائل شدند و به پندار خویش چنین مدعی شدند که این برای خداست و این برای بتان ما، آنگاه آنچه خاص بتانشان بود، به خداوند نمی‌رسد، ولی آنچه خاص خداوند بود به بتانشان می‌رسد، چه بد حکم می‌کنند///آنها [= مشرکان‌] سهمی از آنچه خداوند از زراعت و چهارپایان آفریده، برای او قرار دادند؛ (و سهمی برای بتها!) و بگمان خود گفتند: «این مال خداست! و این هم مال شرکای ما [= یعنی بتها] است!» آنچه مال شرکای آنها بود، به خدا نمی‌رسید؛ ولی آنچه مال خدا بود، به شرکایشان می‌رسید! (آری، اگر سهم بتها با کمبودی مواجه می‌شد، مال خدا را به بتها می‌دادند؛ اما عکس آن را مجاز نمی‌دانستند!) چه بد حکم می‌کنند (که علاوه بر شرک، حتی خدا را کمتر از بتها می‌دانند)!///و قرار دادند برای خدا از آنچه بیافریده است از کشت و دامها بهره‌ای پس گفتند این برای خدا بر پندار ایشان و این برای شریکان پس آنچه برای شریکان ایشان است نرسد به خدا و آنچه برای خدا است برسد به شریکان ایشان چه زشت است آنچه حکم می‌کند///و (مشرکان) برای خدا - از آنچه از کشت و دام‌ها که پدید آورده است - سهمی گذاشتند، و به پندار خودشان گفتند: «این ویژه‌ی خداست و این ویژه‌ی شریکانمان.» پس آنچه ویژه‌ی شریکانشان بود به خدا نرسد و آنچه در اختصاص خدا بود به شریکانشان رسد. چه بد داوری می‌کنند! quran_en_fa Even so, in the eyes of most of the pagans, their "partners" made alluring the slaughter of their children, in order to lead them to their own destruction, and cause confusion in their religion. If Allah had willed, they would not have done so: But leave alone them and their inventions. مانند [این سهم بندی بی اساس که هوای نفسشان در نظرشان آراست] بتان، کشتن فرزندانشان را در نظرشان آراستند تا سرگردان و هلاکشان سازند و دینشان را بر آنان مشتبه [و آمیخته به بدعت‌ها و خرافات] کنند؛ اگر خدا می‌خواست [اجبارا] آن کار را نمی‌کردند [ولی اجبار به عمل و ترک آن مشمول خواست خدا نیست؛] پس آنان را با آنچه دروغ می‌سازند واگذار.///مانند [این سهم بندی بی اساس که هوای نفسشان در نظرشان آراست] بتان، کشتن فرزندانشان را در نظرشان آراستند تا سرگردان و هلاکشان سازند و دینشان را بر آنان مشتبه [و آمیخته به بدعت‌ها و خرافات] کنند؛ اگر خدا می‌خواست [اجبارا] آن کار را نمی‌کردند [ولی اجبار به عمل و ترک آن مشمول خواست خدا نیست؛] پس آنان را با آنچه دروغ می‌سازند واگذار.///همچنین، کاهنان، کشتن فرزند را در نظر بسیارى از مشرکان بیاراستند تا هلاکشان کنند و درباره دینشان به شک و اشتباهشان افکنند. اگر خدا مى‌خواست چنین نمى‌کردند. پس با دروغى که مى‌بافند رهایشان ساز.///و معبودانشان این گونه براى بسیارى از مشرکان، کشتن فرزندانشان را جلوه دادند تا هلاکشان کنند و دینشان را بر آنان مشوش سازند. و اگر خدا مى‌خواست چنین نمى‌کردند، پس ایشان را با دروغ‌هایى که مى‌بافند رها کن///و این گونه براى بسیارى از مشرکان، بتانشان کشتن فرزندانشان را آراستند، تا هلاکشان کنند و دینشان را بر آنان مشتبه سازند؛ و اگر خدا مى‌خواست چنین نمى‌کردند. پس ایشان را با آنچه به دروغ مى‌سازند رها کن.///و بدین سان [بت‌ها و خادمان بت‌ها که] شریکان آنها [در اموالشان محسوب مى‌شدند،] کشتن فرزند را براى بسیارى از مشرکان [به عنوان قربانى براى بت‌ها] زیبا جلوه دادند تا آنان را به هلاکت کشیده و آیین آنان را مشتبه سازند. و اگر خداوند مى‌خواست چنین نمى‌کردند [و به اجبار مانعشان مى‌شد]، پس آنان را با دروغ‌هایى که مى‌بافند، واگذار.///و همچنین در نظر بسیاری از مشرکان، عمل کشتن فرزندان را بتهای ایشان نیکو جلوه داده تا آنکه آنان را با این عمل هلاک سازند و در دین فطریشان به غلط و اشتباه اندازند. و اگر خدا می‌خواست چنین نمی‌کردند، پس آنها را با آنچه (از خرافات) می‌بافند واگذار.///و بدین‌سان بتانشان در نظر بسیاری از آنان قتل فرزندانشان را آراسته جلوه دادند تا سرانجام آنان را نابود کنند و دینشان را بر آنان مشتبه سازند، و اگر خداوند [به قضای حتمی‌] می‌خواست، چنین نمی‌کردند، پس ایشان را با افترایی که می‌بندند، واگذار///همین‌گونه شرکای آنها [= بتها]، قتل فرزندانشان را در نظرشان جلوه دادند؛ (کودکان خود را قربانی بتها می‌کردند، و افتخار می‌نمودند!) سرانجام آنها را به هلاکت افکندند؛ و آیینشان را بر آنان مشتبه ساختند. و اگر خدا می‌خواست، چنین نمی‌کردند؛ (زیرا می‌توانست جلو آنان را بگیرد؛ ولی اجبار سودی ندارد.) بنابر این، آنها و تهمتهایشان را به حال خود واگذار (و به آنها اعتنا مکن)!///و بدینسان آراستند برای بسیاری از مشرکان کشتن فرزندانشان را شریکان ایشان تا بلغزانندشان و تا آشفته سازند بر ایشان دینشان را و اگر می‌خواست خدا نمی‌کردندش پس بگذار ایشان را با آنچه دروغ می‌بندند///و این‌گونه برای بسیاری از مشرکان، شریکانشان، کشتن فرزندانشان را آراستند، تا (در پایان) هلاکشان کنند و دینشان را بر آنان مشتبه سازند و اگر خدا می‌خواست چنان نمی‌کردند. پس ایشان را با آنچه (به خدا) افترا می‌زنند واگذار. quran_en_fa And they say that such and such cattle and crops are taboo, and none should eat of them except those whom - so they say - We wish; further, there are cattle forbidden to yoke or burden, and cattle on which, (at slaughter), the name of Allah is not pronounced; - inventions against Allah's name: soon will He requite them for their inventions. و به گمان بی اساس خود گفتند: این چهار پایان و زراعتی که [سهم خدا و بتان است، خوردنش] ممنوع است، فقط کسی که ما بخواهیم باید از آنها بخورد، و [اینها] چهارپایانی است که سوار شدن بر آنان حرام است، و [نیز آنان را] چهارپایانی [بود] که [هنگام ذبح] نام خدا را بر آنها نمی‌بردند، در حالی که [این سنت‌ها و قوانین را به دروغ] به خدا نسبت می‌دادند؛ به زودی خدا آنان را در برابر آنچه دروغ می‌بستند، مجازات خواهد کرد.///و به گمان بی اساس خود گفتند: این چهار پایان و زراعتی که [سهم خدا و بتان است، خوردنش] ممنوع است، فقط کسی که ما بخواهیم باید از آنها بخورد، و [اینها] چهارپایانی است که سوار شدن بر آنان حرام است، و [نیز آنان را] چهارپایانی [بود] که [هنگام ذبح] نام خدا را بر آنها نمی‌بردند، در حالی که [این سنت‌ها و قوانین را به دروغ] به خدا نسبت می‌دادند؛ به زودی خدا آنان را در برابر آنچه دروغ می‌بستند، مجازات خواهد کرد.///از روى پندار گفتند: اینها چارپایان و کشتزاران ممنوع است. هیچ کس جز آنکه ما بخواهیم، نباید از آنها بخورد. و اینها چارپایانى است که سوارشدنشان حرام است و اینها چارپایانى است که نام خدا را بر آنها یاد نکنند به خدا افترا مى‌بندند و به زودى به کیفر افترایى که مى‌بسته‌اند جزایشان را خواهد داد.///و به پندار خویش گفتند: این‌ها چهارپایان و زراعت‌هایى ممنوع هستند و جز کسى که ما بخواهیم از آن نمى‌خورد، و چهارپایانى هستند که سوارى آنها حرام شده و [حال‌] چهارپایانى را نیز بدون ذکر نام خدا ذبح مى‌کنند [و این احکام را] بر خدا مى‌بندند. به زودى خدا آ///و به زعم خودشان گفتند: «اینها دامها و کشتزار [هاى‌] ممنوع است، که جز کسى که ما بخواهیم نباید از آن بخورد، و دامهایى است که [سوار شدن بر] پشت آنها حرام شده است. و دامهایى [داشتند] که [هنگام ذبح‌] نام خدا را بر آن‌ [ها] نمى‌بردند به صرف افترا بر [خدا] به زودى [خدا] آنان را به خاطر آنچه افترا مى‌بستند جزا مى‌دهد.///و مشرکان گفتند: «اینها، دام‌ها و کشت‌هایى ممنوع است. کسى نخورد مگر آن [خادمان بتکده‌ها] که ما بخواهیم. و [اینها] چهارپایانى است که [سوار شدن بر] پشت آنها حرام است.» و چهارپایانى که نام خدا را بر آن نمى‌برند، [این احکام را] به دروغ به خدا نسبت مى‌دادند. خداوند به زودى آنان را به کیفر آنچه به او افترا مى‌بستند، جزا خواهد داد.///و به پندار (جاهلانه) خویش گفتند: اینها چهار پایان و زراعتهایی است که بر همه ممنوع (و مخصوص بتان) است، نباید از آن بخورد مگر آن کس که ما بخواهیم، و چهارپایانی است که سواری آنها حرام است، و چهارپایانی را نیز بدون ذکر نام خدا ذبح می‌کنند. چون در این احکام به خدا دروغ بستند خدا به زودی آنها را مجازات خواهد کرد.///و به پندار خویش گفتند این چارپایان و زراعت حرام است، و جز کسی که ما بخواهیم هیچ کس نباید از آن بخورد، و چارپایانی که سواری آنها حرام شده است، و چارپایانی است که نام خدا را [هنگام ذبح‌] بر آنها نمی‌برند، [این احکام را] از روی افتراء به خداوند قائل شدند، [خداوند] به زودی به خاطر افترایی که بستند جزای‌شان را خواهد داد///و گفتند: «این قسمت از چهارپایان و زراعت (که مخصوص بتهاست، برای همه) ممنوع است؛ و جز کسانی که ما بخواهیم -به گمان آنها- نباید از آن بخورند! و (اینها) چهارپایانی است که سوارشدن بر آنها (بر ما) حرام شده است!» و (نیز) چهارپایانی (بود) که (هنگام ذبح،) نام خدا را بر آن نمی‌بردند، و به خدا دروغ می‌بستند؛ (و می‌گفتند: «این احکام، همه از ناحیه اوست.») بزودی (خدا) کیفر افتراهای آنها را می‌دهد!///و گفتند این است دامها و کشتی بازداشت شده نچشدش جز آنکه خواهیم پندار ایشان و دامهائی که حرام است پشتهای آنها و دامهائی که نبرند نام خدا را بر آنها به دروغ‌بستن بر او بزودی کیفرشان دهد بدانچه بودند دروغ می‌بستند///و گفتند: «این‌ها دام‌ها و کشتزارهایی است ممنوع (و) جز کسی که ما بخواهیم» - به گمانشان‌- «آنها را نمی‌خورد» و دام‌هایی است که (سوار شدن بر) پشت آنها حرام شده است و دام‌هایی که (هنگام ذبح) از روی افترا بر خدا نام خدا را بر آنها نمی‌برند. به زودی خدا آنان را به خاطر آنچه افترا می‌بسته‌اند کیفر می‌دهد. quran_en_fa They say: "What is in the wombs of such and such cattle is specially reserved (for food) for our men, and forbidden to our women; but if it is still-born, then all have share therein. For their (false) attribution (of superstitions to Allah), He will soon punish them: for He is full of wisdom and knowledge. و گفتند: آنچه در شکم این چهارپایان است [در صورتی که زنده بیرون آید] ویژه مردان ماست، و بر همسرانمان حرام است، و اگر مرده باشد همگی در آن شریکند؛ به زودی خدا آنان را بر این توصیف بی پایه و باطلشان جزا خواهد داد، زیرا خدا حکیم و داناست.///و گفتند: آنچه در شکم این چهارپایان است [در صورتی که زنده بیرون آید] ویژه مردان ماست، و بر همسرانمان حرام است، و اگر مرده باشد همگی در آن شریکند؛ به زودی خدا آنان را بر این توصیف بی پایه و باطلشان جزا خواهد داد، زیرا خدا حکیم و داناست.///و گفتند: آنچه در شکم این چارپایان است براى مردان ما حلال و براى زنانمان حرام است، و اگر مردار باشد زن و مرد در آن شریکند. خدا به سبب این گفتار مجازاتشان خواهد کرد. هر آینه او حکیم و داناست.///و گفتند: آنچه در شکم این دام‌هاست صرفا از آن مردان ماست و بر زنان ما حرام است، و اگر مرده باشد، همه در آن شریکند. به زودى خداوند توصیف آنان [از دین‌] را سزا خواهد داد. بى‌گمان او حکیم آگاه است///و گفتند: «آنچه در شکم این دامهاست اختصاص به مردان ما دارد و بر همسران ما حرام شده است، و اگر [آن جنین‌] مرده باشد، همه آنان [از زن و مرد] در آن شریکند. به زودى [خدا] توصیف آنان را سزا خواهد داد، زیرا او حکیم داناست.///و گفتند: «آنچه در شکم این چهارپایان [نذر شده براى بت‌ها] است، [اگر زنده به دنیا آید،] مخصوص مردان ماست و بر زنان ما حرام است. و اگر مرده به دنیا آید، پس همه، [زن و مرد] در آن شریکند.» خداوند به زودى آنان را به سزاى این‌گونه وصف‌هاى باطل، کیفر خواهد داد. همانا او حکیم و داناست.///و گفتند: آنچه در شکم این چهارپایان است مخصوص مردان ماست و بر زنان ما حرام است، و اگر مرده باشد همه (مردان و زنان) در آن شریک باشند. خداوند آنها را به مجازات این گفتار به زودی می‌رساند و خدا درست کردار و داناست.///و گفتند آنچه در شکم این چارپایان است، خاص مردان ماست و بر زنان ما حرام است، و اگر آن مرده باشد، همه در آن شریکند [خداوند] به زودی جزای این [احکام ادعایی‌شان‌] را خواهد داد که او فرزانه داناست‌///و گفتند: «آنچه (از بچه) در شکم این حیوانات است، مخصوص مردان ماست؛ و بر همسران ما حرام است! اما اگر مرده باشد [= مرده متولد شود]، همگی در آن شریکند.» بزودی (خدا) کیفر این توصیف (و احکام دروغین) آنها را می‌دهد؛ او حکیم و داناست.///و گفتند آنچه در شکمهای این دامها است مختص مردان ما است و حرام است بر همسران ما و اگر مرداری باشد پس ایشانند در آن شریکان بزودی کیفرشان دهد ستودن ایشان را همانا او است حکیم دانا///و گفتند: «آنچه در شکم‌های این چهارپایان است، اختصاص به مردان ما دارد و بر همسرانمان حرام است و اگر (آن جنین) مرده باشد، همه‌ی آنان (از زنان و مردان) در آن شریکند.» به زودی او [: خدا] توصیف آنان را جزا خواهد داد (و) همواره او حکیمی بسیار داناست. quran_en_fa Lost are those who slay their children, from folly, without knowledge, and forbid food which Allah hath provided for them, inventing (lies) against Allah. They have indeed gone astray and heeded no guidance. قطعا کسانی که فرزندان خود را از روی سبک مغزی و جهالت کشته‌اند، و آنچه را خدا روزی آنان کرده بود بر پایه دروغ بستن به خدا حرام شمرده‌اند، زیان کردند؛ به راستی که گمراه شدند و هدایت یافته نبودند.///قطعا کسانی که فرزندان خود را از روی سبک مغزی و جهالت کشته‌اند، و آنچه را خدا روزی آنان کرده بود بر پایه دروغ بستن به خدا حرام شمرده‌اند، زیان کردند؛ به راستی که گمراه شدند و هدایت یافته نبودند.///زیان کردند کسانى که به سفاهت بى هیچ حجتى فرزندان خود را کشتند و به خدا دروغ بستند و آنچه را به ایشان روزى داده بود حرام کردند. اینان گمراه شده‌اند و راه هدایت را نیافته‌اند.///محققا کسانى که فرزندان خود را به سفاهت و نادانى کشتند و آنچه را خدا روزیشان کرده بود، از روى افترا به خدا حرام کردند، سخت زیان دیدند. به راستى آنها گمراه شدند و راه یافته نبودند///کسانى که از روى بى‌خردى و نادانى، فرزندان خود را کشته‌اند، و آنچه را خدا روزیشان کرده بود -از راه افترا به خدا- حرام شمرده‌اند، سخت زیان کردند. آنان به راستى گمراه شده، و هدایت نیافته‌اند.///به یقین زیان کردند کسانى که فرزندان خود را سفیهانه و از روى جهل کشتند. و آنچه را خداوند روزى آنان ساخته بود، با افترا بر خدا، حرام کردند. آنان گمراه شدند و هدایت‌یافته نبودند.///البته آنان که فرزندان خود را به سفاهت و نادانی کشتند و آنچه را که خدا نصیبشان کرد با افترا به خدا حرام شمردند زیانکارند. اینان سخت گمراه شدند و هدایت نیافتند.///به راستی کسانی که فرزندانشان را از روی کم‌خردی و نادانی کشته‌اند، و آنچه خداوند به آنان روزی داده است، از روی افتراء به خداوند، حرام کرده‌اند، زیانکار شدند، اینان به راستی گمراه شدند، و رهیافته نبودند///به یقین آنها که فرزندان خود را از روی جهل و نادانی کشتند، گرفتار خسران شدند؛ (زیرا) آنچه را خدا به آنها روزی داده بود، بر خود تحریم کردند؛ و بر خدا افترا بستند. آنها گمراه شدند؛ و (هرگز) هدایت نیافته بودند.///همانا زیان کردند آنان که کشتند فرزندان خود را بی خردانه به نادانی و حرام کردند آنچه را خدا روزیشان داده است به دروغ‌بستن بر خدا همانا گمراه شدند و نبودند از هدایت‌شدگان‌///بی‌گمان کسانی که از روی سبک‌مغزی و نادانی، فرزندان خود را کشتند و آنچه را خدا روزیشان کرده بود - از روی افترای به خدا - حرام شمردند، سخت زیان کرده‌اند (و) آنان همواره گمراه شدند و (از) هدایت‌یافتگان نبوده‌اند. quran_en_fa It is He Who produceth gardens, with trellises and without, and dates, and tilth with produce of all kinds, and olives and pomegranates, similar (in kind) and different (in variety): eat of their fruit in their season, but render the dues that are proper on the day that the harvest is gathered. But waste not by excess: for Allah loveth not the wasters. و اوست که باغ هایی [که درختانش برافراشته] بر داربست و باغ هایی [که درختانش] بدون داربست [است]، و درخت خرما، و کشتزار با محصولات گوناگون، و زیتون، و انار شبیه به هم و بی شباهت به هم را پدید آورد. از میوه‌های آنها هنگامی که میوه داد بخورید، و حق [الهی] آن را روز دروکردنش [که به تهیدستان اختصاص داده شده] بپردازید، و از اسراف [در خوردن وخرج کردن] بپرهیزید، که قطعا خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد.///و اوست که باغ هایی [که درختانش برافراشته] بر داربست و باغ هایی [که درختانش] بدون داربست [است]، و درخت خرما، و کشتزار با محصولات گوناگون، و زیتون، و انار شبیه به هم و بی شباهت به هم را پدید آورد. از میوه‌های آنها هنگامی که میوه داد بخورید، و حق [الهی] آن را روز دروکردنش [که به تهیدستان اختصاص داده شده] بپردازید، و از اسراف [در خوردن وخرج کردن] بپرهیزید، که قطعا خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد.///و اوست که باغهایى آفرید نیازمند به داربست و بى‌نیاز از داربست، و درخت خرما و کشتزار، با طعمهاى گوناگون، و زیتون و انار، همانند، در عین حال ناهمانند. چون ثمره آوردند از آنها بخورید و در روز درو حق آن را نیز بپردازید و اسراف مکنید که خدا اسرافکاران را دوست ندارد.///و اوست که باغ‌هایى از درختان داربستى [مانند انگور] و بدون داربست و نخل و زراعت با میوه‌هاى گوناگون، و زیتون و انار، مشابه و غیر مشابه را پدید آورد. شما از میوه‌ى آن به هنگامى که بار مى‌دهد بخورید، و روز چیدنش حق آن را [به مستمندان‌] بپردازید ولى زیا///و اوست کسى که باغهایى با داربست و بدون داربست، و خرمابن، و کشتزار با میوه‌هاى گوناگون آن، و زیتون، و انار، شبیه به یکدیگر و غیر شبیه پدید آورد. از میوه آن -چون ثمر داد- بخورید، و حق [بینوایان از] آن را روز بهره‌بردارى از آن بدهید، و [لى‌] زیاده‌روى مکنید که او اسرافکاران را دوست ندارد.///اوست که باغ‌هاى معروش، [که درختانش روى داربست‌ها قرار مى‌گیرند] و باغ‌هاى غیر معروش، [که درختانش نیاز به داربست ندارند،] را آفرید و همچنین نخل و انواع زراعت را که از نظر میوه و طعم با هم متفاوتند و [نیز] درخت زیتون و انار را که از جهتى با هم شبیه هستند و از جهتى تفاوت دارند. از میوه آن به هنگامى که به ثمر مى‌نشیند، بخورید و حق آن را به هنگام درو بپردازید و زیاده‌روی نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمى‌دارد.///و او آن خدایی است که برای شما بستانها از درختان داربستی و درختان آزاد و درختان خرما و زراعتها که میوه و دانه‌های گوناگون آرند و زیتون و انار و میوه‌های مشابه و نامشابه آفرید. شما هم از آن میوه‌ها هرگاه برسد تناول کنید و حق آن را (زکات فقیران را) در روز درو و جمع‌آوری آن بدهید و اسراف نکنید، که خدا مسرفان را دوست نمی‌دارد.///و او کسی است که باغهای [دارای درختان‌] داربست‌دار و بدون داربست پدید آورده است و نیز درخت خرما و زراعتی که میوه‌های آن گوناگون است، و درخت زیتون و انار که همانند و ناهمانندند، از میوه آن چون میوه برآورد بخورید و روز چیدنش حق [بینوایان از] آن را بپردازید، ولی اسراف نکنید که او اسرافکاران را دوست ندارد///اوست که باغهای معروش [= باغهایی که درختانش روی داربست‌ها قرار دارد]، و باغهای غیرمعروش [= باغهایی که نیاز به داربست ندارد] را آفرید؛ همچنین نخل و انواع زراعت را، که از نظر میوه و طعم با هم متفاوتند؛ و (نیز) درخت زیتون و انار را، که از جهتی با هم شبیه، و از جهتی تفاوت دارند؛ (برگ و ساختمان ظاهریشان شبیه یکدیگر است، در حالی که طعم میوه آنها متفاوت می‌باشد.) از میوه آن، به هنگامی که به ثمر می‌نشیند، بخورید! و حق آن را به هنگام درو، بپردازید! و اسراف نکنید، که خداوند مسرفان را دوست ندارد!///و او است آنکه پدید آورده است باغهای افراشته و ناافراشته و خرمابن و کشت‌زار حالی که گوناگون است میوه (یا مزه) آن و زیتون و انار را همانند و ناهمانند بخورید از میوه آن هنگامی که میوه دهد و بپردازید بهره آن را روز درویدنش و اسراف نکنید که او دوست ندارد اسراف‌کنندگان را///و اوست کسی که باغ‌هایی با داربست‌ها و بدون داربست‌ها و خرما‌بن و کشتزار با خوراک گوناگون آن و زیتون و انار را- همانند و ناهمانند- پدید آورد و سازمان داد. از میوه‌ی آن - چون ثمر داد - بخورید و حق [: زکات بینوایان] را از آن به روز بهره‌برداری بدهید، و زیاده‌روی مکنید (که‌) همواره خدا اسرافکاران را دوست نمی‌دارد. quran_en_fa Of the cattle are some for burden and some for meat: eat what Allah hath provided for you, and follow not the footsteps of Satan: for he is to you and avowed enemy. و از دام‌ها، حیوانات باربر و حیوانات کرک دار و پشم دهنده را [آفرید]؛ از آنچه خدا روزی شما کرده بخورید، و از گام‌های شیطان پیروی نکنید، که بی تردید او برای شما دشمنی آشکار است.///و از دام‌ها، حیوانات باربر و حیوانات کرک دار و پشم دهنده را [آفرید]؛ از آنچه خدا روزی شما کرده بخورید، و از گام‌های شیطان پیروی نکنید، که بی تردید او برای شما دشمنی آشکار است.///و نیز، چارپایانى که بار مى‌برند یا در خور بار برداشتن نیستند. از آنچه خدا به شما روزى داده است بخورید و از شیطان پیروى مکنید که او دشمن آشکار شماست.///و از چهارپایان براى شما باربر و حیوانات کوچک [تر بهره ده‌] بیافرید. از آنچه خدا روزیتان کرده است بخورید، و از گام‌هاى شیطان پیروى نکنید که او دشمن آشکار شماست///و [نیز] از دامها، حیوانات بارکش و حیوانات کرک و پشم‌دهنده را [پدید آورد]. از آنچه خدا روزیتان کرده است بخورید، و از پى گامهاى شیطان مروید که او براى شما دشمنى آشکار است.///[و او کسى است که] از چهارپایان براى شما حیوانات باربر و حیوانات کوچک آفرید. از آنچه او به شما روزى داده است، بخورید و از گام‌هاى شیطان، پیروى ننمایید، که او دشمن آشکار شماست.///و از بعضی چهارپایان استفاده باربری و سواری کنید. از آنچه روزی شما کرده بخورید و از پی اغوای شیطان نروید، که او شما را دشمنی آشکار است.///و از چارپایان بعضی را باربردار و بعضی را دست‌آموز آفریده است، از آنچه خداوند روزیتان داده است، بخورید و از گامهای شیطان پیروی نکنید که او دشمن آشکار شماست‌///(او کسی است که) از چهارپایان، برای شما حیوانات باربر، و حیوانات کوچک (برای منافع دیگر) آفرید؛ از آنچه به شما روزی داده است، بخورید! و از گامهای شیطان پیروی ننمایید، که او دشمن آشکار شماست!///و از دامها باربرنده و بستری را بخورید از آنچه روزی داده است شما را خداوند و پیروی نکنید گامهای شیطان را که او است برای شما دشمنی آشکار///و (نیز) از دام‌ها، حیوانات باربر و سواری را (پدید آورد). از آنچه خدا روزیتان کرده است بخورید، و گام‌های شیطان را پیروی مکنید (که) همانا او برای شما دشمنی آشکارگر است. quran_en_fa (Take) eight (head of cattle) in (four) pairs: of sheep a pair, and of goats a pair; say, hath He forbidden the two males, or the two females, or (the young) which the wombs of the two females enclose? Tell me with knowledge if ye are truthful: [از حیوانات حلال گوشت و قابل استفاده شما] هشت نوع همراه با جفتش [را آفرید] از گوسفند یک نر و یک ماده، از بز یک نر و یک ماده، بگو: آیا خدا، نر گوسفند و بز، یا ماده گوسفند و بز را یا آنچه را که رحم آن دو ماده در برگرفته حرام کرده؟ اگر راستگویید از روی علم و دانش به من خبر دهید.///[از حیوانات حلال گوشت و قابل استفاده شما] هشت نوع همراه با جفتش [را آفرید] از گوسفند یک نر و یک ماده، از بز یک نر و یک ماده، بگو: آیا خدا، نر گوسفند و بز، یا ماده گوسفند و بز را یا آنچه را که رحم آن دو ماده در برگرفته حرام کرده؟ اگر راستگویید از روی علم و دانش به من خبر دهید.///هشت لنگه: از گوسفند، نر و ماده و از بز، نر و ماده. بگو: آیا آن دو نر را حرام کرده است یا آن دو ماده را یا آنچه را در شکم مادگان است؟ اگر راست مى‌گویید از روى علم به من خبر دهید.///هشت جفت [بر شما حلال است‌] از گوسفند دو تا، و از بز دو تا. بگو: آیا نرهاى آنها را حرام کرده یا ماده‌ها را، یا آنچه را رحم ماده‌ها در بر دارد؟ [چرا از خود حکم مى‌سازید؟] اگر راست مى‌گویید مرا از روى علم آگاه سازید///هشت فرد [آفرید و بر شما حلال کرد]: از گوسفند دو تا، و از بز دو تا. بگو: «آیا [خدا] نرها [ى آنها] را حرام کرده یا ماده را؟ یا آنچه را که رحم آن دو ماده در بر گرفته است؟» اگر راست مى‌گویید، از روى علم، به من خبر دهید.///هشت جفت از چهارپایان [براى شما آفرید]؛ از میش دو جفت و از بز دو جفت، بگو: «آیا خداوند، نرهاى آنها را حرام کرده یا ماده‌های آنها را؟ یا آنچه رحم ماده‌هاى آنها در بر گرفته است؟ اگر راست مى‌گویید [و بر تحریم آنها دلیلى دارید،] به من خبر دهید.»///(برای شما بندگان) هشت جفت، از جنس بره دو صنف (نر و ماده) و از جنس بز دو صنف (آفرید و حلال کرد). بگو: آیا از این دو جنس نر یا ماده یا بچه‌ای که در شکم ماده‌هاست کدام یک را خدا حرام کرده است؟ شما به من مدرک قطعی ارائه دهید اگر راست می‌گویید.///هشت فرد [بیافرید و بر شما حلال کرد] از میش دو تا و از بز دو تا، بگو آیا نرهای آنها را حرام کرده است یا ماده‌های آنها را، یا آنچه در رحمهای ماده‌های آنهاست؟ بگو اگر راست می‌گویید از روی علم مرا آگاه سازید///هشت جفت از چهارپایان (برای شما) آفرید؛ از میش دو جفت، و از بز دو جفت؛ بگو: «آیا خداوند نرهای آنها را حرام کرده، یا ماده‌ها را؟ یا آنچه شکم ماده‌ها در برگرفته؟ اگر راست می‌گویید (و بر تحریم اینها دلیلی دارید)، به من خبر دهید!»///هشت جفت از میش دو و از بزغاله دو بگو آیا دو نر را حرام کرده است یا دو ماده را یا آنچه فراگرفته است زهدانهای دو ماده آگهی دهید مرا به دانائی اگر هستید راستگویان‌///(انعامی را که‌) هشت زوج [: فرد قرین‌]، مشابه (آفرید و بر شما حلال کرد): از گوسفند دو تا، از بز دو تا. بگو: «آیا خدا نرهای آن دو را حرام کرده یا ماده‌های آن دو را؟ یا آنچه را که رحم‌های آن دو ماده در بر گرفته است‌؟ اگر راستگو بوده‌اید- از روی علم (وحیانی) - این خبر مهم را به من گزارش دهید.» quran_en_fa Of camels a pair, and oxen a pair; say, hath He forbidden the two males, or the two females, or (the young) which the wombs of the two females enclose? - Were ye present when Allah ordered you such a thing? But who doth more wrong than one who invents a lie against Allah, to lead astray men without knowledge? For Allah guideth not people who do wrong. و از شتر یک نر و یک ماده و از گاو یک نر و یک ماده [را آفرید] بگو: آیا خدا نرینه شتر و گاو یا ماده هر دو را یا آنچه را که رحم آن دو ماده دربرگرفته حرام کرده؟ یا زمانی که خدا شما را به این [حرام ساختگی] سفارش کرد، حاضر بودید، پس ستمکارتر از کسی که به خدا دروغ بندد تا مردم را از روی نادانی و جهالت گمراه کند، کیست؟! مسلما خدا گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند.///و از شتر یک نر و یک ماده و از گاو یک نر و یک ماده [را آفرید] بگو: آیا خدا نرینه شتر و گاو یا ماده هر دو را یا آنچه را که رحم آن دو ماده دربرگرفته حرام کرده؟ یا زمانی که خدا شما را به این [حرام ساختگی] سفارش کرد، حاضر بودید، پس ستمکارتر از کسی که به خدا دروغ بندد تا مردم را از روی نادانی و جهالت گمراه کند، کیست؟! مسلما خدا گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند.///و از شتر نر و ماده و از گاو نر و ماده، بگو: آیا آن دو نر را حرام کرده است یا آن دو ماده را یا آنچه را که در شکم مادگان است؟ آیا آن هنگام که خدا چنین فرمان مى‌داد شما آنجا بودید؟ پس چه کسى ستمکارتر از آن کسى است که به خدا دروغ مى‌بندد تا از روى بى‌خبرى مردم را گمراه کند؟ هر آینه خدا ستمکاران را هدایت نمى‌کند.///و از شتر دو تا، و از گاو دو تا. بگو: آیا نرهاى آنها را حرام کرده یا ماده‌ها را یا آنچه را رحم ماده‌ها در بر دارد؟ یا شما شاهد زمانى که خدا شما را به این حکم [ناروا] توصیه کرد؟ پس چه کسى ستمکارتر از آن کس است که بر خدا دروغ بندد تا مردم را بى‌هیچ دان///و از شتر دو، و از گاو دو. بگو: «آیا [خدا] نرها [ى آنها] را حرام کرده یا ماده‌ها را؟ یا آنچه را که رحم آن دو ماده در بر گرفته است؟» آیا وقتى خداوند شما را به این [تحریم‌] سفارش کرد حاضر بودید؟ پس کیست ستمکارتر از آنکس که بر خدا دروغ بندد، تا از روى نادانى، مردم را گمراه کند؟ آرى، خدا گروه ستمکاران را راهنمایى نمى‌کند.///و از شتر دو زوج و از گاو هم دو زوج [براى شما آفرید]؛ بگو: «کدام یک از اینها را خدا حرام کرده است؟ نرها را یا ماده‌ها را؟ یا آنچه را رحم ماده‌ها در برگرفته است؟ آیا شما گواه [این تحریم] بودید، هنگامى که خدا به این موضوع توصیه کرد؟ بنابراین چه کسى ستمکارتر است از آنها که بر خدا دروغ مى‌بندند، تا مردم را از روى جهل گمراه سازند. خداوند هیچ­گاه ستمگران را هدایت نخواهد کرد!»///و نیز از جنس شتر دو صنف (نر و ماده) و از جنس گاو دو صنف (آفرید و حلال نمود). به آنها بگو: آیا از این دو جنس نر یا ماده یا بچه‌ای که در شکم ماده‌هاست کدام را حرام کرده است؟ مگر شما حاضر بودید که خدا بر این حرمت به شما توصیه نموده؟ کیست ستمکارتر از آن کس که به خدا دروغ بست تا به جهل خود مردم را گمراه کند؟! البته خدا ستمکاران را هدایت نخواهد کرد.///و همچنین از شتر دو تا و از گاو دو تا، بگو آیا نرهای آنها را حرام کرده است یا ماده‌های آنها را، یا آنچه در رحمهای ماده‌های آنهاست؟ یا مگر به هنگامی که خداوند به شما چنین سفارش کرد شاهد بوده‌اید؟ [چنین نیست‌] آنگاه چه کسی ستمکارتر است از کسی که به خداوند دروغ بسته است تا مردم را بی‌هیچ علم و اطلاعی به گمراهی بکشاند، بی‌گمان خداوند ستم‌پیشگان را هدایت نمی‌کند///و از شتر یک جفت، و از گاو هم یک جفت (برای شما آفرید)؛ بگو: «کدامیک از اینها را خدا حرام کرده است؟ نرها یا ماده‌ها را؟ یا آنچه را شکم ماده‌ها دربرگرفته؟ یا هنگامی که خدا شما را به این موضوع توصیه کرد، شما گواه (بر این تحریم) بودید؟! پس چه کسی ستمکارتر است از آن کس که بر خدا دروغ می‌بندد، تا مردم را از روی جهل گمراه سازد؟! خداوند هیچ گاه ستمگران را هدایت نمی‌کند»///و از شتر دو و از گاو دو بگو آیا دو نر را حرام کرد یا دو ماده را یا آنچه را فراگرفت زهدانهای دو ماده یا بودید شما گواهان هنگامی که اندرز داد شما را خدا بدین پس کیست ستمگرتر از آنکه ببندد بر خدا دروغی را تا گمراه کند مردم را به نادانی همانا خدا هدایت نکند گروه ستمکاران را///و از شتر دو و از گاو دو (نر و ماده را). بگو: «آیا (خدا) نرهای آن دو را حرام کرده یا ماده‌های آن دو را؟ یا آنچه را که رحم آن دو ماده در بر گرفته است‌؟ یا چون خدا شما را به این (تحریم) سفارش کرد گواه بودید؟ پس کیست ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ بندد، تا از روی نادانی، مردم را گمراه کند؟ بی‌گمان، خدا گروه ستمکاران را راهنمایی نمی‌کند.» quran_en_fa Say: "I find not in the message received by me by inspiration any (meat) forbidden to be eaten by one who wishes to eat it, unless it be dead meat, or blood poured forth, or the flesh of swine,- for it is an abomination - or, what is impious, (meat) on which a name has been invoked, other than Allah's". But (even so), if a person is forced by necessity, without wilful disobedience, nor transgressing due limits,- thy Lord is Oft-forgiving, Most Merciful. بگو: در احکامی که به من وحی شده [خوراک] حرامی را بر خورنده‌ای که میل دارد آن را بخورد نمی‌یابم، مگر آنکه مردار یا خون ریخته شده [از رگ‌های حیوان] یا گوشت خوک باشد که یقینا همه نجس و پلیدند، یا حیوانی که از روی نافرمانی از دستور خدا [هنگام ذبح] نام غیر خدا بر آن برده شده؛ پس کسی که [برای نجات جانش از خطر] به خوردن آنها ناچار شود در حالی که خواهان لذت نباشد و از حد لازم تجاوز نکند [گناهی بر او نیست؛] یقینا پروردگارت بسیار آمرزنده و مهربان است.///بگو: در احکامی که به من وحی شده [خوراک] حرامی را بر خورنده‌ای که میل دارد آن را بخورد نمی‌یابم، مگر آنکه مردار یا خون ریخته شده [از رگ‌های حیوان] یا گوشت خوک باشد که یقینا همه نجس و پلیدند، یا حیوانی که از روی نافرمانی از دستور خدا [هنگام ذبح] نام غیر خدا بر آن برده شده؛ پس کسی که [برای نجات جانش از خطر] به خوردن آنها ناچار شود در حالی که خواهان لذت نباشد و از حد لازم تجاوز نکند [گناهی بر او نیست؛] یقینا پروردگارت بسیار آمرزنده و مهربان است.///بگو: در میان آنچه بر من وحى شده است چیزى را که خوردن آن حرام باشد نمى‌یابم، جز مردار یا خون ریخته یا گوشت خوک که پلید است یا حیوانى که در کشتنش مرتکب نافرمانى شوند و جز با گفتن نام الله ذبحش کنند. اگر کسى ناچار به خوردن گردد هرگاه بى‌میلى جوید و از حد نگذراند بداند که خدا آمرزنده و مهربان است.///بگو: در آنچه به من وحى شده چیزى را که خوردنش بر خورنده‌اى حرام باشد نمى‌یابم، مگر این که مردار یا خون ریخته یا گوشت خوک باشد که بى‌شک آن پلید است، یا ذبحى که از روى نافرمانى نام غیر خدا بر آن یاد شده باشد. اما هر که بدون زیاده‌خواهى و سرکشى ناچار‌گر///بگو: «در آنچه به من وحى شده است، بر خورنده‌اى که آن را مى‌خورد هیچ حرامى نمى‌یابم، مگر آنکه مردار یا خون ریخته یا گوشت خوک باشد که اینها همه پلیدند. یا [قربانیى که‌] از روى نافرمانى، [به هنگام ذبح‌] نام غیر خدا بر آن برده شده باشد. پس کسى که بدون سرکشى و زیاده‌خواهى [به خوردن آنها] ناچار گردد، قطعا پروردگار تو آمرزنده مهربان است.///بگو: «در آنچه بر من وحى شده، هیچ حرامى بر کسى که غذایى مى‌خورد، نمى‌یابم؛ به جز این که مردار باشد، یا خونى که [از بدن حیوان] بیرون ریخته، یا گوشت خوک که اینها همه پلیدند، یا حیوانى که در طریق گناه به هنگام سر بریدن، نام غیر خدا، [نام بت­ها] بر آنها برده شده است.» اما کسانى که ناچار شوند، بدون این­که به خاطر لذت باشد و یا زیاده از حد بخورند، [گناهى بر آنها نیست،] پروردگار تو آمرزنده‌ی مهربان است.///بگو: در احکامی که به من وحی شده من چیزی را که برای خورندگان طعام حرام باشد نمی‌یابم جز آنکه میته باشد یا خون ریخته (جهنده) یا گوشت خوک که پلید است و یا حیوانی که بدون ذکر نام خدا از روی فسق و نافرمانی ذبح کنند. و (در همین‌ها که حرام شده) هرگاه کسی به خوردن آنها مضطر گردید صرف کند، در صورتی که از روی ستم و از راه تعدی (از فرمان خدا) نباشد، همانا خدای تو بسیار بخشنده و مهربان است.///بگو در آنچه به من وحی شده است چیزی را که خوردنش بر خورنده‌ای حرام باشد، نمی‌یابم، مگر آنکه مرداری باشد، یا خونی روان، یا گوشت خوک، که پلید است، یا قربانی‌ای که از روی نافرمانی هنگام ذبحش نامی غیر از نام خدا را برده باشند، اما اگر کسی درمانده شود، و تجاوزکار و زیاده خواه نباشد [و از آن بخورد، گناهی بر او نیست‌] و بی‌گمان پروردگارت آمرزگار مهربان است‌///بگو: «در آنچه بر من وحی شده، هیچ غذای حرامی نمی‌یابم؛ بجز اینکه مردار باشد، یا خونی که (از بدن حیوان) بیرون ریخته، یا گوشت خوک -که اینها همه پلیدند- یا حیوانی که به گناه، هنگام سر بریدن، نام غیر خدا [= نام بتها] بر آن برده شده است.» اما کسی که مضطر (به خوردن این محرمات) شود، بی آنکه خواهان لذت باشد و یا زیاده روی کند (گناهی بر او نیست)؛ زیرا پروردگارت، آمرزنده مهربان است.///بگو نمی‌یابم در آنچه به من وحی شده است حرامی را برخورنده‌ای که بخوردش جز آنکه مردار باشد یا خونی ریخته یا گوشت خوک که آن است پلید یا نافرمانی که نام جز خدا بر آن برده شده است پس آنکه ناچار شود نه ستمکار و نه تجاوزکننده همانا پروردگار تو است آمرزنده مهربان‌///بگو: «در آنچه به من (درباره‌ی انعام) وحی شده - بر خورنده‌ای که آن را می‌خورد - هیچ حرامی نمی‌یابم، مگر مردار یا خون ریخته شده (پس از کشتن یا پیش از آن) یا گوشت خوک را، پس این همواره پلید است؛ یا (قربانی که) از روی نافرمانی (به هنگام ذبح) نام غیر خدا بر آن برده شده. پس کسی که بدون سرکشی و (یا) بازگشت (به خوردن آنها) بی‌اختیار ناچار گردد (بر او گناهی نیست).» به‌راستی پروردگار تو بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa For those who followed the Jewish Law, We forbade every (animal) with undivided hoof, and We forbade them that fat of the ox and the sheep, except what adheres to their backs or their entrails, or is mixed up with a bone: this in recompense for their wilful disobedience: for We are true (in Our ordinances). و هر حیوان ناخن دار، و پیه گاو و گوسفند را بر یهودیان حرام کردیم مگر چربی هایی که بر پشت یا روده‌های آنان است یا آنچه آمیخته و مخلوط با استخوان است؛ این [تحریم] را به سبب ستم کردنشان به آنان کیفر دادیم، و یقینا ما راستگوییم.///و هر حیوان ناخن دار، و پیه گاو و گوسفند را بر یهودیان حرام کردیم مگر چربی هایی که بر پشت یا روده‌های آنان است یا آنچه آمیخته و مخلوط با استخوان است؛ این [تحریم] را به سبب ستم کردنشان به آنان کیفر دادیم، و یقینا ما راستگوییم.///و بر یهود حرام کردیم هر حیوان صاحب ناخنى را و از گاو و گوسفند پیه آن دو را جز آنچه بر پشت آنهاست یا بر چرب‌روده آنهاست یا به استخوانشان چسبیده باشد. به سبب ستمکاریشان اینچنین کیفرشان دادیم، و ما راستگویانیم.///و بر یهودیان هر [حیوان‌] ناخن‌دارى را حرام کردیم، و از گاو و گوسفند، پیه آنها را بر آنان تحریم نمودیم، به استثناى پیه‌هایى که بر پشت آنها یا بر روده‌هاست یا آنچه به استخوان چسبیده باشد. این [تحریم‌] را به جرم سرکشى‌شان، به آنها کیفر دادیم و بى‌شک م///و بر یهودیان، هر [حیوان‌] چنگال‌دارى را حرام کردیم، و از گاو و گوسفند، پیه آن دو را بر آنان حرام کردیم، به استثناى پیه‌هایى که بر پشت آن دو یا بر روده‌هاست یا آنچه با استخوان درآمیخته است. این [تحریم‌] را به سزاى ستم‌کردنشان، به آنان کیفر دادیم، و ما البته راستگوییم.///و بر یهودیان، هر حیوان ناخن‌دار، [حیواناتى که سم یکپارچه دارند] را حرام کردیم و از گاو و گوسفند، پیه و چربیشان را تحریم نمودیم؛ مگر چربى‌هایى که بر پشت اینها قرار دارد و یا در دو طرف پهلوهاست و یا آنها که با استخوان آمیخته است. این را به خاطر ظلم و ستمى که مى‌کردند، به آنها کیفر دادیم و ما راست مى‌گوییم.///و بر یهودان، هر حیوان ناخن دار و از جنس گاو و گوسفند نیز پیه آنها را حرام کردیم مگر آنچه در پشت آنهاست یا به بعض روده‌ها یا به استخوانها آمیخته است. آنها چون ستم کردند ما به آن حکم آنها را مجازات کردیم، و البته سخنان ما راست است.///و بر یهودیان هر جانور ناخن‌دار [و چنگال‌داری‌] را حرام کردیم و از گاو و گوسفند پیهشان را بر آنان حرام کردیم، مگر آنچه بر پشت آنها باشد، یا بر روده‌ها، یا آنچه به استخوان چسبیده باشد این چنین به خاطر سرکشی‌شان به آنان کیفر دادیم، و ما راستگوییم‌///و بر یهودیان، هر حیوان ناخن‌دار [= حیواناتی که سم یکپارچه دارند] را حرام کردیم؛ و از گاو و گوسفند، پیه و چربیشان را بر آنان تحریم نمودیم؛ مگر چربیهایی که بر پشت آنها قرار دارد، و یا در دو طرف پهلوها، و یا آنها که با استخوان آمیخته است؛ این را بخاطر ستمی که می‌کردند به آنها کیفر دادیم؛ و ما راست می‌گوییم.///و بر آنان که جهود شدند حرام کردیم هر ناخن‌داری را و از گاو و گوسفند حرام کردیم بر ایشان پیه‌های آنها را جز آنچه برگرفته است پشتهای آنها یا پشکلدانها یا آنچه آمیخته است با استخوان این را کیفر بدیشان دادیم به ستمگریشان و هرآینه مائیم راستگویان‌///و بر یهودیان، هر (حیوان حلال) چنگال‌داری را حرام کردیم و از گاو و گوسفند، چربی‌های آن دو را بر آنان حرام کردیم، به استثنای آن (چربی) هایی که بر پشت آن دو است یا در امعایشان یا آنچه با استخوان در آمیخته است. این (تحریم) را به سزای تجاوزشان، به آنان کیفر دادیم و ما به‌راستی بس (در گفتار و کردار) راستاییم. quran_en_fa If they accuse thee of falsehood, say: "Your Lord is full of mercy all-embracing; but from people in guilt never will His wrath be turned back. اگر تو را تکذیب کردند، بگو: پروردگارمان صاحب رحمتی گسترده است، ولی عذاب او هم از گروه مجرمان بازگردانده نخواهد شد.///اگر تو را تکذیب کردند، بگو: پروردگارمان صاحب رحمتی گسترده است، ولی عذاب او هم از گروه مجرمان بازگردانده نخواهد شد.///اگر تو را تکذیب کردند، بگو: پروردگار شما صاحب رحمتى گسترده است، و خشم و عذابش از مجرمان بازداشته نخواهد شد.///پس اگر تو را تکذیب کردند، بگو: پروردگارتان صاحب رحمتى وسیع است، ولى عذاب او از گروه گناهکاران برگردانده نشود/// [اى پیامبر،] پس اگر تو را تکذیب کردند، بگو: «پروردگار شما داراى رحمتى گسترده است؛ و [با این حال‌] عذاب او از گروه مجرمان بازگردانده نخواهد شد.»///اگر تو را تکذیب کنند [و این حقایق را نپذیرند]، به آنها بگو: «پروردگار شما رحمت وسیعى دارد؛ اما در عین حال، مجازات او از مجرمان دفع‌شدنى نیست.»///پس اگر تو را تکذیب کنند بگو: خدای شما با آنکه دارای رحمت بی منتها است عذابش از بدکاران باز داشته نخواهد شد.///و اگر تو را دروغگو انگاشتند، بگو پروردگارتان صاحب رحمتی فراگیر است، ولی عذاب او از گناهکاران بر نمی‌گردد///اگر تو را تکذیب کنند (و این حقایق را نپذیرند)، به آنها بگو: «پروردگار شما، رحمت گسترده‌ای دارد؛ اما مجازات او هم از مجرمان دفع شدنی نیست! (و اگر ادامه دهید کیفر شما حتمی است)///پس اگر تکذیب کردند بگو همانا پروردگار شما است خداوند رحمتی پهناور و برنگردد خشمش از گروه گنهکاران‌///(ای پیامبر!) پس اگر تو را تکذیب کردند، بگو: «پروردگار شما دارای رحمتی گسترده است و (با این حال) سختگیریش از گروه مجرمان باز گردانده نمی‌شود.» quran_en_fa Those who give partners (to Allah) will say: "If Allah had wished, we should not have given partners to Him nor would our fathers; nor should we have had any taboos." So did their ancestors argue falsely, until they tasted of Our wrath. Say: "Have ye any (certain) knowledge? If so, produce it before us. Ye follow nothing but conjecture: ye do nothing but lie." کسانی که برای خدا شریک و همتا قرار دادند به زودی خواهند گفت: اگر خدا می‌خواست نه ما شرک می‌ورزیدیم و نه پدرانمان، و نه چیزی [از حلال خدا را خودسرانه] حرام می‌کردیم [پس شرک و تحریم ما جبری بوده نه اختیاری] کسانی که پیش از اینان بودند [بر اساس همین عقیده باطل پیامبران را] تکذیب کردند تا عذاب و انتقام ما را چشیدند؛ بگو: آیا نزد شما دانشی [استوار و منطقی مستدل بر عقایدتان] هست که آن را برای ما آشکار کنید؟ شما فقط از پندارهای واهی و پوچ پیروی می‌کنید و جز به حدس و گمان تکیه نمی‌زنید.///کسانی که برای خدا شریک و همتا قرار دادند به زودی خواهند گفت: اگر خدا می‌خواست نه ما شرک می‌ورزیدیم و نه پدرانمان، و نه چیزی [از حلال خدا را خودسرانه] حرام می‌کردیم [پس شرک و تحریم ما جبری بوده نه اختیاری] کسانی که پیش از اینان بودند [بر اساس همین عقیده باطل پیامبران را] تکذیب کردند تا عذاب و انتقام ما را چشیدند؛ بگو: آیا نزد شما دانشی [استوار و منطقی مستدل بر عقایدتان] هست که آن را برای ما آشکار کنید؟ شما فقط از پندارهای واهی و پوچ پیروی می‌کنید و جز به حدس و گمان تکیه نمی‌زنید.///مشرکان خواهند گفت: اگر خدا مى‌خواست، ما و پدرانمان مشرک نمى‌شدیم و چیزى را حرام نمى‌کردیم. همچنین کسانى که پیش از آنها بودند پیامبران را تکذیب کردند و خشم و عذاب ما را چشیدند. بگو: اگر شما را دانشى هست آن را براى ما آشکار سازید. ولى شما، تنها، از گمان خویش پیروى مى‌کنید و گزافه‌گویانى بیش نیستند.///مشرکان خواهند گفت: اگر خدا مى‌خواست، نه ما و نه پدران ما شرک نمى‌آوردیم و چیزى را تحریم نمى‌کردیم. پیشینیان آنها نیز همین گونه تکذیب کردند، تا آن که عذاب ما را چشیدند. بگو: آیا نزد شما دانشى هست که آن را براى ما آشکار کنید؟ [ولى حق این است که‌] شما///کسانى که شرک آوردند به زودى خواهند گفت: «اگر خدا مى‌خواست، نه ما و نه پدرانمان شرک نمى‌آوردیم، و چیزى را [خودسرانه‌] تحریم نمى‌کردیم.» کسانى هم که پیش از آنان بودند، همین گونه [پیامبران خود را] تکذیب کردند، تا عقوبت ما را چشیدند. بگو: «آیا نزد شما دانشى هست که آن را براى ما آشکار کنید؟ شما جز از گمان پیروى نمى‌کنید، و جز دروغ نمى‌گویید.»///به زودى مشرکان [براى تبرئه خویش،] مى‌گویند: «اگر خدا مى‌خواست، نه ما مشرک مى‌شدیم و نه پدران ما. و نه چیزى را تحریم مى‌کردیم.» کسانى که پیش از آنها بودند نیز همین گونه دروغ مى‌گفتند. و سرانجام [طعم] کیفر ما را چشیدند. بگو: «آیا دلیل قاطعى [بر این موضوع] دارید؟ پس به ما ارائه دهید. شما فقط از پندارهاى بى‌اساس پیروى مى‌کنید و تخمین‌هاى نابجا مى‌زنید.»///آنان که شرک آوردند خواهند گفت: اگر خدا می‌خواست ما و پدرانمان مشرک نمی‌شدیم و چیزی را حرام نمی‌کردیم. بدین گفتار، پیشینیان ایشان نیز تکذیب (رسل) کردند تا آنکه طعم عذاب ما را چشیدند. بگو: آیا شما بر این سخن مدرک قطعی دارید تا به ما ارائه دهید؟ همانا شما پیروی جز از خیالات باطل نمی‌کنید و جز به گزافه و دروغ سخن نمی‌گویید.///به زودی مشرکان خواهند گفت اگر خدا می‌خواست ما شرک نمی‌آوردیم، همچنین پدران ما، و چیزی را حرام نمی‌کردیم، پیشینیان آنان هم به همین‌گونه تکذیب پیشه کردند، تا آنکه عذاب ما را چشیدند، بگو آیا علم و اطلاعی دارید که به ما نشان دهید؟ [ولی حق این است که‌] جز از پندار پیروی نمی‌کنید، و جز دروغ نمی‌بافید///بزودی مشرکان (برای تبرئه خویش) می‌گویند: «اگر خدا می‌خواست، نه ما مشرک می‌شدیم و نه پدران ما؛ و نه چیزی را تحریم می‌کردیم!» کسانی که پیش از آنها بودند نیز، همین گونه دروغ می‌گفتند؛ و سرانجام (طعم) کیفر ما را چشیدند. بگو: «آیا دلیل روشنی (بر این موضوع) دارید؟ پس آن را به ما نشان دهید؟ شما فقط از پندارهای بی‌اساس پیروی می‌کنید، و تخمینهای نابجا می‌زنید.»///زود است گویند آنان که شرک ورزیدند اگر می‌خواست خدا مشرک نمی‌شدیم ما و نه پدران ما و نه حرام می‌کردیم چیزی را بدینسان تکذیب کردند آنان که پیش از ایشان بودند تا چشیدند خشم ما را بگو آیا نزد شما دانشی است که برون آریدش برای ما پیروی نمی‌کنید جز پندار را و نیستید شما جز گمان‌آوران‌///زودا کسانی که شرک آوردند گویند: «اگر خدا می‌خواست، نه ما و نه پدرانمان شرک نمی‌آوردیم و چیزی را (خودسرانه) تحریم نمی‌کردیم.» کسانی هم که پیش از آنان بودند، همین گونه (پیامبران خود را) تکذیب کردند، تا برخورد شدید ما را چشیدند. بگو: «آیا نزد شما علمی (وحیانی) است، تا آن را برایمان برون آورید؟ شما جز از گمان پیروی نمی‌کنید و جز به گزاف تیری به تاریکی نمی‌افکنید.» quran_en_fa Say: "With Allah is the argument that reaches home: if it had been His will, He could indeed have guided you all." بگو: دلیل و برهان رسا [که قابل رد، ایراد، شک و تردید نیست] مخصوص خداست، و اگر خدا می‌خواست قطعا همه شما را [به طور جبر] هدایت می‌کرد.///بگو: دلیل و برهان رسا [که قابل رد، ایراد، شک و تردید نیست] مخصوص خداست، و اگر خدا می‌خواست قطعا همه شما را [به طور جبر] هدایت می‌کرد.///بگو: خاص خداست دلیل محکم و رسا، اگر مى‌خواست همه شما را هدایت مى‌کرد.///بگو: برهان رسا و روشن مخصوص خداست [که براى کسى بهانه‌اى باقى نمى‌گذارد] و اگر اراده مى‌کرد شما را جملگى [به جبر] هدایت مى‌نمود///بگو: «برهان رسا ویژه خداست، و اگر [خدا] مى‌خواست قطعا همه شما را هدایت مى‌کرد.»///بگو: «براى خدا دلیل رسا [و قاطع] است، [که بهانه‌اى براى هیچ کس باقى نمى‌گذارد،] اما اگر او بخواهد، همه شما را [به اجبار] هدایت مى‌کند.»///بگو: برای خدا حجت بالغه و رساست، اگر می‌خواست همه شما را هدایت می‌کرد.///بگو حجت رسا و روشن از آن خداوند است، و اگر می‌خواست همگی شما را هدایت می‌کرد///بگو: «دلیل رسا (و قاطع) برای خداست (دلیلی که برای هیچ کس بهانه‌ای باقی نمی‌گذارد). و اگر او بخواهد، همه شما را (به اجبار) هدایت می‌کند. (ولی چون هدایت اجباری بی‌ثمر است، این کار را نمی‌کند.)»///بگو خدای را است حجت رسا و اگر می‌خواست هرآینه رهبری می‌کرد شما را همگی‌///بگو: «پس برهان رسا ویژه‌ی خداست و اگر خدا می‌خواست همواره همه‌ی شما را هدایت می‌کرد.» quran_en_fa Say: "Bring forward your witnesses to prove that Allah did forbid so and so." If they bring such witnesses, be not thou amongst them: Nor follow thou the vain desires of such as treat our signs as falsehoods, and such as believe not in the Hereafter: for they hold others as equal with their Guardian-Lord. [به مدعیان تحریم‌های خودسرانه] بگو: گواهان خود را که گواهی می‌دهند بر اینکه خدا این امور را حرام کرده بیاورید. پس اگر گواهان هم گواهی دادند تو با آنان گواهی مده؛ [زیرا گواهی دادنشان ناحق و نارواست] و از هواهای نفسانی آنان که آیات ما را تکذیب کردند، و کسانی که به آخرت ایمان ندارند، و برای پروردگارشان شریک و همتا قرار می‌دهند، پیروی مکن.///[به مدعیان تحریم‌های خودسرانه] بگو: گواهان خود را که گواهی می‌دهند بر اینکه خدا این امور را حرام کرده بیاورید. پس اگر گواهان هم گواهی دادند تو با آنان گواهی مده؛ [زیرا گواهی دادنشان ناحق و نارواست] و از هواهای نفسانی آنان که آیات ما را تکذیب کردند، و کسانی که به آخرت ایمان ندارند، و برای پروردگارشان شریک و همتا قرار می‌دهند، پیروی مکن.///بگو: گواهانتان را که گواهى مى‌دهند که خدا این یا آن را حرام کرده است بیاورید. پس اگر گواهى دادند تو با آنان گواهى مده، و از خواسته‌هاى آنان که آیات ما را تکذیب کرده‌اند و به آخرت ایمان ندارند و کسانى را با پروردگارشان برابر مى‌دارند، پیروى مکن.///بگو: گواهان خود را که شهادت مى‌دهند که خدا این چیزها را حرام کرده است بیاورید، پس اگر آنها شهادت دادند تو با آنها شهادت مده و از هوا و هوس کسانى که آیات ما را تکذیب کردند و از امیال کسانى که به آخرت ایمان ندارند و براى پروردگارشان همتا و معادل مى‌تر///بگو: «گواهان خود را که گواهى مى‌دهند به اینکه خدا اینها را حرام کرده، بیاورید.» پس اگر هم شهادت دادند تو با آنان شهادت مده، و هوسهاى کسانى را که آیات ما را تکذیب کردند و کسانى که به آخرت ایمان نمى‌آورند و [معبودان دروغین را] با پروردگارشان همتا قرار مى‌دهند، پیروى مکن.///بگو: «گواهان خود را که گواهى مى‌دهند خداوند اینها را حرام کرده است، بیاورید.» اگر آنها [به دروغ] گواهى دهند، تو با آنها [هم‌صدا نشو و] گواهى مده. و از هوا و هوس کسانى که آیات ما را تکذیب کردند و کسانى که به آخرت ایمان ندارند و براى خدا شریک قائلند، پیروى مکن.///بگو: گواهان خود را بیاورید بر اینکه خدا این را و آن را حرام کرده. پس هرگاه گواهی دادند (چون دروغ می‌گویند) تو با آنها گواهی مده و پیروی مکن از هوای نفس آنها که آیات خدا را تکذیب کردند و به قیامت ایمان نمی‌آورند و برای خدای خود همتا قرار می‌دهند.///بگو گواهانتان را که گواهی دهند خداوند این چیزها را حرام کرده است، بیاورید، و اگر آنان هم گواهی دادند، تو همراه با آنان گواهی مده، و از هوی و هوس دروغ انگاران آیات ما، و بی‌ایمانان به آخرت که به پروردگارشان شرک می‌آورند، پیروی مکن‌///بگو: «گواهان خود را، که گواهی می‌دهند خداوند اینها را حرام کرده است، بیاورید!» اگر آنها (بدروغ) گواهی دهند، تو با آنان (همصدا نشو! و) گواهی نده! و از هوی و هوس کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، و کسانی که به آخرت ایمان ندارند و برای خدا شریک قائلند، پیروی مکن!///بگو بیارید گواهان خویش را که گواهی می‌دهند آنکه خدا حرام کرده است این را پس اگر گواهی دادند تو گواهی نده با ایشان و پیروی نکن هوسهای آنان را که تکذیب نمودند آیتهای ما را و آنان که ایمان نمی‌آورند به آخرت و ایشانند به پروردگار خویش شرک‌ورزان‌///بگو: «گواهان خود را که گواهی می‌دهند خدا این (‌ها) را بی‌چون حرام کرده، بیاورید.» پس اگر (هم) شهادت دادند تو با آنان شهادت مده و هوس‌های کسانی را که به (وسیله‌ی) آیات ما (همان‌ها را) تکذیب کردند و کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند و (معبودان دروغین را) با پروردگارشان همتا و همسان قرار می‌دهند، پیروی مکن. quran_en_fa Say: "Come, I will rehearse what Allah hath (really) prohibited you from": Join not anything as equal with Him; be good to your parents; kill not your children on a plea of want;- We provide sustenance for you and for them;- come not nigh to shameful deeds. Whether open or secret; take not life, which Allah hath made sacred, except by way of justice and law: thus doth He command you, that ye may learn wisdom. بگو: بیایید تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده بخوانم: اینکه چیزی را شریک او قرار مدهید، و به پدر و مادر نیکی کنید، و فرزندانتان را از [ترس] تنگدستی نکشید، ما شما و آنان را روزی می‌دهیم، و به کارهای زشت چه آشکار و چه پنهانش نزدیک نشوید، و انسانی را که خدا محترم شمرده جز به حق نکشید؛ خدا این [گونه] به شما سفارش کرده تا بیندیشید.///بگو: بیایید تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده بخوانم: اینکه چیزی را شریک او قرار مدهید، و به پدر و مادر نیکی کنید، و فرزندانتان را از [ترس] تنگدستی نکشید، ما شما و آنان را روزی می‌دهیم، و به کارهای زشت چه آشکار و چه پنهانش نزدیک نشوید، و انسانی را که خدا محترم شمرده جز به حق نکشید؛ خدا این [گونه] به شما سفارش کرده تا بیندیشید.///بگو: بیایید تا آنچه را که پروردگارتان بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم. اینکه به خدا شرک میاورید. و به پدر و مادر نیکى کنید. و از بیم درویشى فرزندان خود را مکشید. ما به شما و ایشان روزى مى‌دهیم. و به کارهاى زشت چه پنهان و چه آشکارا نزدیک مشوید. و کسى را که خدا کشتنش را حرام کرده است -مگر به حق- مکشید. اینهاست آنچه خدا شما را بدان سفارش مى‌کند، باشد که به عقل دریابید.///بگو: بیایید تا آنچه را که پروردگارتان بر شما حرام کرده برایتان بخوانم: که چیزى را با او شریک نکنید، و با پدر و مادر نیکى کنید و فرزندان خویش را از [بیم‌] تنگدستى نکشید که ما شما و آنها را روزى مى‌دهیم و به کارهاى بسیار زشت، چه علنى و چه پوشیده نزدی///بگو: «بیایید تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده براى شما بخوانم: چیزى را با او شریک قرار مدهید؛ و به پدر و مادر احسان کنید؛ و فرزندان خود را از بیم تنگدستى مکشید؛ ما شما و آنان را روزى مى‌رسانیم؛ و به کارهاى زشت -چه علنى آن و چه پوشیده‌ [اش‌] - نزدیک مشوید؛ و نفسى را که خدا حرام گردانیده، جز بحق مکشید. اینهاست که [خدا] شما را به [انجام دادن‌] آن سفارش کرده است، باشد که بیندیشد.///بگو: «بیایید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده است، برایتان بخوانم: این که چیزى را شریک خدا قرار ندهید، و به پدر و مادر نیکى کنید، و فرزندانتان را از [ترس] فقر نکشید، ما، شما و آنها را روزى مى‌دهیم، و نزدیک کارهاى زشت و قبیح نروید، چه آشکار باشد و چه پنهان، و نفسى را که خداوند محترم شمرده، به قتل نرسانید، مگر به حق [و از روى استحقاق]. این چیزى است که خداوند شما را به آن سفارش کرده، تا درک کنید.///بگو: بیایید تا آنچه خدا بر شما حرام کرده همه را بر شما بخوانم، و آن اینکه به هیچ وجه شرک به خدا نیاورید، و به پدر و مادر احسان کنید، و دیگر اولاد خود را از بیم فقر نکشید، ما شما و آنها را روزی می‌دهیم، و دیگر به کارهای زشت آشکار و نهان نزدیک نشوید و نفسی را که خدا حرام کرده (محترم شمرده) جز به حق به قتل نرسانید. خدا شما را به این اندرزها سفارش نموده، باشد که تعقل کنید.///بگو بیایید تا آنچه پروردگارتان بر شما حرام کرده است بر شما بخوانم [نخست این است که‌] چیزی را شریک خداوند نیاورید، و در حق پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از [ترس‌] فقر نکشید، ما هم شما و هم ایشان را روزی می‌دهیم، و به کارهای ناشایسته، چه آشکار باشد، چه پنهان نزدیک نشوید، و هیچ انسانی را که خداوند خون او را حرام داشته است نکشید مگر به حق [به قصاص یا حد]، این چنین به شما سفارش کرده است، باشد که اندیشه کنید///بگو: «بیایید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک خدا قرار ندهید! و به پدر و مادر نیکی کنید! و فرزندانتان را از (ترس) فقر، نکشید! ما شما و آنها را روزی می‌دهیم؛ و نزدیک کارهای زشت نروید، چه آشکار باشد چه پنهان! و انسانی را که خداوند محترم شمرده، به قتل نرسانید! مگر بحق (و از روی استحقاق)؛ این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش کرده، شاید درک کنید!///بگو بیائید بخوانم بر شما آنچه را که حرام کرده است پروردگار شما بر شما که شرک نورزید بدو چیزی را و به پدر و مادر نکوئی کنید و نکشید فرزندان خویش را از تنگدستی ما روزی دهیم شما و ایشان را و گرد ناشایسته‌ها (فواحش) نگردید آنچه آشکار است از آنها و آنچه نهان و نکشید تنی را که خدا حرام کرده است جز به حق این است آنچه خدا به شما اندرز داده است شاید به خرد یابید///بگو: «بیایید تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده (برایتان) بخوانم: اینکه چیزی را با او شریک قرار مدهید و به پدران و مادران (تان) احسان کنید و فرزندانتان را از (بیم) تنگدستی مکشید، (زیرا) تنها ما (هستیم که) شما و آنان را روزی می‌دهیم. و به کارهای زشت تجاوزگر - چه آشکار و چه پنهان - نزدیک نشوید و کسی را که خدا محترم داشته - جز بحق - مکشید. این است که خدا شما را به آن سفارش کرده، شاید خردورزی کنید.» quran_en_fa And come not nigh to the orphan's property, except to improve it, until he attain the age of full strength; give measure and weight with (full) justice;- no burden do We place on any soul, but that which it can bear;- whenever ye speak, speak justly, even if a near relative is concerned; and fulfil the covenant of Allah: thus doth He command you, that ye may remember. و به مال یتیم جز به روشی که نیکوتر است، نزدیک نشوید تا به حد بلوغ [بدنی و عقلی] خود برسد، و پیمانه و ترازو را بر اساس عدالت و انصاف کامل و تمام بدهید؛ هیچ کس را جز به اندازه توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و هنگامی که سخن گویید، عدالت ورزید هر چند درباره خویشان باشد، و به پیمان خدا وفا کنید؛ خدا این [گونه] به شما سفارش کرده تا پند گیرید.///و به مال یتیم جز به روشی که نیکوتر است، نزدیک نشوید تا به حد بلوغ [بدنی و عقلی] خود برسد، و پیمانه و ترازو را بر اساس عدالت و انصاف کامل و تمام بدهید؛ هیچ کس را جز به اندازه توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و هنگامی که سخن گویید، عدالت ورزید هر چند درباره خویشان باشد، و به پیمان خدا وفا کنید؛ خدا این [گونه] به شما سفارش کرده تا پند گیرید.///به مال یتیم نزدیک مشوید مگر به نیکوترین وجهى که به صلاح او باشد تا به سن بلوغ رسد. و پیمانه و وزن را از روى عدل تمام کنید. ما به کسى جز به اندازه توانش تکلیف نمى‌کنیم. و هرگاه سخن گویید عادلانه گویید هر چند به زیان خویشاوندان باشد. و به عهد خدا وفا کنید. اینهاست آنچه خدا شما را بدان سفارش مى‌کند، باشد که پند گیرید.///و به مال یتیم جز به نیکوترین صورت نزدیک نشوید، تا او به مرحله رشد خود برسد. و حق پیمانه و وزن را به انصاف، ادا کنید. ما هیچ کس را جز به قدر توانش تکلیف نمى‌کنیم. و چون سخن گویید دادگرى کنید، هر چند [در باره‌ى‌] خویشان باشد و به پیمان خدا وفا کنید. ا///و به مال یتیم -جز به نحوى [هر چه نیکوتر] - نزدیک مشوید، تا به حد رشد خود برسد. و پیمانه و ترازو را به عدالت، تمام بپیمایید. هیچ کس را جز به قدر توانش تکلیف نمى‌کنیم. و چون [به داورى یا شهادت‌] سخن گویید دادگرى کنید، هر چند [در باره‌] خویشاوند [شما] باشد. و به پیمان خدا وفا کنید. اینهاست که [خدا] شما را به آن سفارش کرده است، باشد که پند گیرید.///و به مال یتیم جز به بهترین صورت نزدیک نشوید، تا به حد رشد برسد. و حق پیمانه و وزن را به عدالت ادا کنید. هیچ کس را، جز به مقدار توانایى تکلیف نمى‌کنیم. و هنگامى که سخنى مى‌گویید، عدالت را رعایت نمایید، حتى اگر در مورد نزدیکان بوده باشد. این چیزى است که خداوند شما را به آن سفارش مى‌کند تا متذکر شوید.///و هرگز به مال یتیم نزدیک نشوید جز به آن وجه که نیکوتر است تا آنکه به حد رشد و کمال رسد. و به راستی و عدالت، کیل و وزن را تمام بدهید. ما هیچ کس را جز به قدر توانایی او تکلیف نکرده‌ایم. و هرگاه سخنی گویید به عدالت گرایید هر چند درباره خویشاوندان باشد، و به عهد خود وفا کنید. این است سفارش خدا به شما، باشد که متذکر و هوشمند شوید.///و به مال یتیم نزدیک نشوید، مگر به شیوه‌ای که بهتر باشد، تا زمانی که به کمال بلوغش برسد، و در کار پیمانه و ترازو به داد و درستی رفتار کنید، ما بر هیچ کس هیچ تکلیفی نمی‌کنیم مگر به اندازه توانش، و چون [به داوری یا شهادت‌] سخن گویید به عدالت عمل کنید ولو او [اصحاب دعوی‌] خویشاوند [شما] باشد، و به عهد الهی وفا کنید، این چنین به شما سفارش کرده است، باشد که پند گیرید///و به مال یتیم، جز به بهترین صورت (و برای اصلاح)، نزدیک نشوید، تا به حد رشد خود برسد! و حق پیمانه و وزن را بعدالت ادا کنید! -هیچ کس را، جز بمقدار تواناییش، تکلیف نمی‌کنیم- و هنگامی که سخنی می‌گویید، عدالت را رعایت نمایید، حتی اگر در مورد نزدیکان (شما) بوده باشد و به پیمان خدا وفا کنید، این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش می‌کند، تا متذکر شوید!///و نزدیک نشوید به دارائی یتیم جز بدانچه نکوتر است تا برسد به نیروهای (به جوانی) خویش خویش و بپردازید پیمانه و سنجش را به داد تکلیف نکنیم کسی را جز به مقدار توانائیش و هرگاه سخنی گفتید دادگری کنید اگرچه باشد خویشاوند و به پیمان خدا وفا کنید این است آنچه توصیه کرده است شما را بدان شاید یادآور شوید///و به مال یتیم - جز بحق به گونه‌ای هر چه نیکوتر - نزدیک مشوید، تا به (حد) رشدهایش برسد. و پیمانه و ترازو را با تقسیم کردن (عادلانه) تمام انجام دهید. هیچ کس را جز به اندازه‌ی توانش تکلیف نمی‌کنیم. و هنگامی که (سخنی) گویید عادلانه سخن بگویید، هر چند (درباره‌ی) نزدیکترین خویشاوند (تان) باشد. و به پیمان خدا وفا کنید. این است که (خدا) شما را به آن سفارش کرده، شاید به شایستگی، (او و احکامش را) یاد کنید. quran_en_fa Verily, this is My way, leading straight: follow it: follow not (other) paths: they will scatter you about from His (great) path: thus doth He command you. that ye may be righteous. و مسلما این [برنامه‌های محکم و استوار و قوانین و مقررات حکیمانه] راه راست من است؛ بنابراین از آن پیروی کنید و از راه‌های دیگر پیروی مکنید که شما را از راه او پراکنده می‌کند؛ خدا این [گونه] به شما سفارش کرده تا پرهیزکار شوید.///و مسلما این [برنامه‌های محکم و استوار و قوانین و مقررات حکیمانه] راه راست من است؛ بنابراین از آن پیروی کنید و از راه‌های دیگر پیروی مکنید که شما را از راه او پراکنده می‌کند؛ خدا این [گونه] به شما سفارش کرده تا پرهیزکار شوید.///و این است راه راست من. از آن پیروى کنید و به راه‌هاى گوناگون مروید که شما را از راه خدا پراکنده مى‌سازد. اینهاست آنچه خدا شما را بدان سفارش مى‌کند، شاید پرهیزگار شوید.///و همانا راه راست من همین است، پس از آن پیروى کنید و به راه‌هاى [متفرقه‌] نروید که موجب تفرقه و جدایى از راه او شود. این است آنچه خدا شما را به آن سفارش کرد، باشد که شما پرهیزکار شوید///و [بدانید] این است راه راست من؛ پس، از آن پیروى کنید. و از راه‌ها [ى دیگر] که شما را از راه وى پراکنده مى‌سازد پیروى مکنید. اینهاست که [خدا] شما را به آن سفارش کرده است، باشد که به تقوا گرایید.///و این که، این راه مستقیم من است، از آن پیروى کنید و از راه‌هاى مختلف پیروى نکنید، که شما را از راه حق دور مى‌سازد. این چیزى است که خداوند شما را به آن سفارش مى‌کند تا پرهیزکار شوید.»///و این است راه راست من، از آن پیروی کنید و از راههای دیگر که موجب تفرقه شما از راه اوست متابعت نکنید. این است سفارش خدا به شما، شاید پرهیزکار شوید.///و بدانید که این راه راست و درست من است، پس آن را در پیش گیرید، و به راههای دیگر نروید که شما را از راه او دور اندازد، این چنین به شما سفارش کرده است باشد که تقوا پیشه کنید [و در امان مانید]///این راه مستقیم من است، از آن پیروی کنید! و از راه‌های پراکنده (و انحرافی) پیروی نکنید، که شما را از طریق حق، دور می‌سازد! این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش می‌کند، شاید پرهیزگاری پیشه کنید!»///و آنکه این است راه من راست پس پیرویش کنید و پیروی نکنید راه‌ها را که پراکنده‌تان کند از راه او بدین توصیه کرده است شما را شاید پرهیزکاری کنید///و اینکه به‌راستی این راه بس راست من است. پس آن را پیروی کنید و راه‌ها (ی دیگر) را - که شما را از راه وی پراکنده می‌سازد - پیروی مکنید. این است که (خدا) شما را به آن سفارش کرده، شاید به تقوا گرایید. quran_en_fa Moreover, We gave Moses the Book, completing (Our favour) to those who would do right, and explaining all things in detail,- and a guide and a mercy, that they might believe in the meeting with their Lord. سپس به موسی کتاب دادیم برای اینکه [نعمت خود را] بر آنان که نیکی کردند کامل کنیم، و برای اینکه همه احکام و معارفی که مورد نیاز بنی اسرائیل بود، تفصیل و توضیح دهیم و برای اینکه هدایت و رحمت [بر آنان] باشد تا به دیدار [پاداش و مقام قرب] پروردگارشان ایمان آورند.///سپس به موسی کتاب دادیم برای اینکه [نعمت خود را] بر آنان که نیکی کردند کامل کنیم، و برای اینکه همه احکام و معارفی که مورد نیاز بنی اسرائیل بود، تفصیل و توضیح دهیم و برای اینکه هدایت و رحمت [بر آنان] باشد تا به دیدار [پاداش و مقام قرب] پروردگارشان ایمان آورند.///سپس به موسى کتاب دادیم تا بر کسى که نیکوکار بوده است نعمت را تمام کنیم و براى بیان هر چیزى و نیز براى راهنمایى و رحمت. باشد که به دیدار پروردگارشان ایمان بیاورند.///سپس به موسى کتاب دادیم، براى اتمام نعمت بر کسى که نیکى کرد و براى این که [حکم‌] هر چیزى را بیان نماییم، و هدایت و رحمتى است، باشد که آنان به لقاى پروردگارشان ایمان بیاورند///آنگاه به موسى کتاب دادیم، براى اینکه [نعمت را] بر کسى که نیکى کرده است تمام کنیم، و براى اینکه هر چیزى را بیان نماییم، و هدایت و رحمتى باشد، امید که به لقاى پروردگارشان ایمان بیاورند.///سپس به موسى کتاب دادیم. [و نعمت خود را] بر آنها که نیکوکار بودند، تکمیل کردیم و همه چیز را [که مورد نیاز آنها بود، در آن] روشن ساختیم. کتابى که مایه­ی هدایت و رحمت بود، تا به لقاى پروردگارشان [و روز رستاخیز] ایمان بیاورند.///آن گاه به موسی کتاب دادیم برای تکمیل نفس هر نیکوکار و برای تفصیل و بیان حکم هر چیز و برای هدایت و رحمت بر خلق، باشد که (مردم) به لقاء خدا ایمان آورند.///باری به موسی کتاب آسمانی دادیم، برای اینکه نعمت را بر کسی که نیکی پیش گرفته بود، تمام کنیم و برای آنکه همه چیز را به روشنی بیان کنیم و رهنمود و رحمتی باشد، تا به لقای پروردگارشان ایمان بیاورند///سپس به موسی کتاب (آسمانی) دادیم؛ (و نعمت خود را) بر آنها که نیکوکار بودند، کامل کردیم؛ و همه چیز را (که مورد نیاز آنها بود، در آن) روشن ساختیم؛ کتابی که مایه هدایت و رحمت بود؛ شاید به لقای پروردگارشان (و روز رستاخیز)، ایمان بیاورند!///سپس دادیم به موسی کتاب را تمامی بر آنکه نکوکاری کرد (یا بر آنچه نکوئی کرد) و تفصیلی برای همه چیز و هدایت و رحمتی شاید به ملاقات پروردگار خود ایمان آرند///سپس به موسی کتاب (وحی) را دادیم، برای اینکه (هدایت را) بر کسی که نیکی کرده تمام کنیم؛ و برای اینکه هر چیزی را به گونه‌ای روشن جداسازی نماییم و (نیز) هدایت و رحمتی باشد، شاید به لقای پروردگارشان ایمان بیاورند. quran_en_fa And this is a Book which We have revealed as a blessing: so follow it and be righteous, that ye may receive mercy: و این [قرآن] کتابی پرفایده است که ما آن را نازل کردیم پس آن را پیروی کنید و [از مخالفت با آن] بپرهیزید تا مشمول رحمت شوید.///و این [قرآن] کتابی پرفایده است که ما آن را نازل کردیم پس آن را پیروی کنید و [از مخالفت با آن] بپرهیزید تا مشمول رحمت شوید.///این کتابى است مبارک. آن را نازل کرده‌ایم. پس، از آن پیروى کنید و پرهیزگار باشید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید.///و این مبارک کتابى است که ما آن را نازل کردیم پس پیرو آن باشید و تقوا پیشه کنید، امید که شما مشمول رحمت [خدا] گردید///و این، خجسته کتابى است که ما آن را نازل کردیم؛ پس، از آن پیروى کنید و پرهیزگارى نمایید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید،///و این کتابى است پر برکت که ما [بر تو] نازل کردیم. از آن پیروى نمایید و پرهیزکارى پیشه کنید تا مورد رحمت قرار گیرید.///و این (قرآن) کتابی است که ما با برکت و خیر بسیار فرستادیم، از آن پیروی کنید و پرهیزکار شوید، شاید مشمول مرحمت خدا گردید.///و این کتابی مبارک است که آن را نازل کرده‌ایم، پس از آن پیروی کنید و تقوا بورزید باشد که مشمول رحمت او شوید///و این کتابی است پر برکت، که ما (بر تو) نازل کردیم؛ از آن پیروی کنید، و پرهیزگاری پیشه نمائید، باشد که مورد رحمت (خدا) قرار گیرید!///و این است کتابی فرستادیمش فرخنده پس پیرویش کنید و پرهیزکاری کنید شاید رحم آورده شوید///و این خجسته و فراگیر کتابی است که ما آن را نازل کردیم. پس، از آن پیروی کنید و (از خدا) پروا بدارید، شاید مورد رحمت (او) قرار گیرید. quran_en_fa Lest ye should say: "The Book was sent down to two Peoples before us, and for our part, we remained unacquainted with all that they learned by assiduous study:" [آری، قرآن را نازل کردیم] تا [شما مشرکان] نگویید: کتاب آسمانی فقط بر دو گروه پیش از ما [یهود و نصاری] نازل شد و [چون به لغت ما نبود] از [یاد گرفتن] قرائت آنان و آموزششان بی خبر ماندیم.///[آری، قرآن را نازل کردیم] تا [شما مشرکان] نگویید: کتاب آسمانی فقط بر دو گروه پیش از ما [یهود و نصاری] نازل شد و [چون به لغت ما نبود] از [یاد گرفتن] قرائت آنان و آموزششان بی خبر ماندیم.///تا نگویید که تنها بر دو طایفه‌اى که پیش از ما بودند کتاب نازل شده و ما از آموختن آنها غافل بوده‌ایم.///تا مبادا بگویید: کتاب آسمانى، فقط بر دو طایفه پیش از ما نازل شد و همانا ما از آموختن آنها غافل بودیم///تا نگویید: «کتاب [آسمانى‌]، تنها بر دو طایفه پیش از ما نازل شده، و ما از آموختن آنان بى‌خبر بودیم.»///ما این قرآن را نازل کردیم،] تا نگویید: «کتاب آسمانى تنها بر دو طایفه پیش از ما، [یهود و نصارا] نازل شده بود و ما از بحث و بررسى آنها بی‌خبر بودیم.»///(قرآن را برای این فرستادیم) تا نگویید تورات و انجیل تنها بر دو طایفه یهود و نصاری پیش از ما فرستاده شد و ما از تعلیم درس (کتابهای الهی) آنان غافل و بی بهره ماندیم.///تا نگویید که کتاب آسمانی فقط بر دو طایفه پیش از ما نازل شده است، و ما از قرائت و تلاوت آنان بی‌خبر بوده‌ایم‌///(ما این کتاب را با این امتیازات نازل کردیم) تا نگویید: «کتاب آسمانی تنها بر دو طایفه پیش از ما [= یهود و نصاری‌] نازل شده بود؛ و ما از بحث و بررسی آنها بی خبر بودیم»!///تا نگوئید جز این نیست که فرود آورده شد کتاب بر دو گروه پیش از ما و بودیم از درس گرفتنشان بی‌خبران‌///تا نگویید: «کتاب (وحیانی) تنها بر دو طایفه‌ی پیش از ما نازل شده و ما بی‌گمان از آموزششان بی‌خبر بوده‌ایم.» quran_en_fa Or lest ye should say: "If the Book had only been sent down to us, we should have followed its guidance better than they." Now then hath come unto you a clear (sign) from your Lord,- and a guide and a mercy: then who could do more wrong than one who rejecteth Allah's signs, and turneth away therefrom? In good time shall We requite those who turn away from Our signs, with a dreadful penalty, for their turning away. یا نگویید: اگر کتاب آسمانی بر ما نازل می‌شد، مسلما از آنان راه یافته‌تر بودیم، اینک برهانی آشکار و هدایت و رحمتی از سوی پروردگارتان برای شما آمد، پس ستمکارتر از کسی که آیات خدا را تکذیب کند و از آن‌ها روی بگرداند کیست؟ به زودی کسانی [را] که از آیات ما روی می‌گردانند، به خاطر روی گرداندنشان به عذابی سخت مجازات خواهیم کرد.///یا نگویید: اگر کتاب آسمانی بر ما نازل می‌شد، مسلما از آنان راه یافته‌تر بودیم، اینک برهانی آشکار و هدایت و رحمتی از سوی پروردگارتان برای شما آمد، پس ستمکارتر از کسی که آیات خدا را تکذیب کند و از آن‌ها روی بگرداند کیست؟ به زودی کسانی [را] که از آیات ما روی می‌گردانند، به خاطر روی گرداندنشان به عذابی سخت مجازات خواهیم کرد.///یا نگویید که اگر بر ما نیز کتاب نازل مى‌شد بهتر از آنان به راه هدایت مى‌رفتیم. بر شما نیز از جانب پروردگارتان دلیل روشن و هدایت و رحمت فرا رسید. پس چه کسى ستمکارتر از آن کس است که آیات خدا را دروغ پنداشت و از آنها رویگردان شد؟ به زودى کسانى را که از آیات ما رویگردان شده‌اند به سبب این اعراضشان به عذابى بد کیفر خواهیم داد.///یا این که بگویید: اگر کتاب آسمانى بر ما نازل مى‌شد، قطعا از آنها راه یافته‌تر بودیم پس اینک از خدایتان حجت و هدایت و رحمتى سوى شما آمده است. پس کیست ستمکارتر از آن کس که آیات خدا را تکذیب کند و از آن روى گرداند؟ به زودى کسانى را که از آیات ما روى مى///یا نگویید: «اگر کتاب بر ما نازل مى‌شد، قطعا از آنان هدایت‌یافته‌تر بودیم.» اینک حجتى از جانب پروردگارتان براى شما آمده و رهنمود و رحمتى است. پس کیست ستمکارتر از آن کس که آیات خدا را دروغ پندارد و از آنها روى گرداند؟ به زودى کسانى را که از آیات ما روى مى‌گردانند، به سبب [همین‌] اعراضشان، به عذابى سخت مجازات خواهیم کرد.///یا نگویید: «اگر کتاب آسمانى بر ما نازل مى‌شد، از آنها هدایت‌یافته‌تر بودیم.» اینک آیات و دلایل روشن از جانب پروردگارتان براى شما آمد و همچنین هدایت و رحمت او. با این حال چه کسى ستمکارتر از آنهایی است که آیات خدا را تکذیب کردند و از آن روى­گردانیدند؟ به زودى کسانى را که از آیات ما روى­گردانیدند، به خاطر همین روی‌گردانی بى‌دلیلشان مجازات شدید خواهیم کرد.///یا گویید: اگر کتاب بر ما فرستاده می‌شد ما بهتر از آنان به راه هدایت می‌شتافتیم. پس به شما هم از طرف پروردگارتان حجت آشکار و هدایت و رحمت رسید، اکنون کیست ستمکارتر از آن که آیات الهی را تکذیب کند و از آنها روی گرداند؟! به زودی آنان را که از آیات ما روی گردانیده و مخالفت کنند به عذاب سخت مجازات کنیم به کیفر آنکه از آیات ما اعراض می‌کردند.///یا نگویید که اگر کتاب آسمانی بر ما نازل می‌شد، از آنان راهیافته‌تر بودیم، اینک برهان و رهنمود و رحمتی از سوی پروردگارتان به سوی شما آمده است، کیست ستمکارتر از کسی که آیات الهی را دروغ انگارد و از آن روی بگرداند، به زودی به خاطر اینکه رویگردان شدند، سخت‌ترین عذاب را کیفر کسانی می‌گردانیم که از آیات ما روی گردانیدند///یا نگویید: «اگر کتاب آسمانی بر ما نازل می‌شد، از آنها هدایت یافته‌تر بودیم»! اینک آیات و دلایل روشن از جانب پروردگارتان، و هدایت و رحمت برای شما آمد! پس، چه کسی ستمکارتر است از کسی که آیات خدا را تکذیب کرده، و از آن روی گردانده است؟! اما بزودی کسانی را که از آیات ما روی می‌گردانند، بخاطر همین اعراض بی‌دلیلشان، مجازات شدید خواهیم کرد!///یا گوئید اگر بر ما فرستاده می‌شد کتاب هر آینه بودیم هدایت‌یافته‌تر از ایشان اینک بیامد شما را نشانی از پروردگار شما و هدایت و رحمتی پس کیست ستمگرتر از آنکه دروغ پندارد آیتهای خدا را و بازدارد از آنها بزودی پاداش دهیم آنان را که بازمی دارند از آیتهای ما عذاب زشت را بدانچه بودند بازمی‌داشتند///یا گویید: «اگر کتاب (وحیانی) بر ما نازل می‌شد، به‌راستی از آنان هدایت‌یافته‌تر بودیم.» پس (اکنون) بی‌گمان بیانی بس روشن از پروردگارتان برایتان آمده و (نیز) رهنمود و رحمتی (شایسته). پس کیست ستمکارتر از آن کس که آیات خدا (و او) را (با همان‌ها) تکذیب کرده و از آنها (خود و دیگران را) رویگردان کند؟ به زودی کسانی را که (مکلفان را) از آیات ما رویگردان می‌کنند، به (خاطر) اینکه رویگردانی می‌کرده‌اند، به عذابی بد مجازات خواهیم کرد. quran_en_fa Are they waiting to see if the angels come to them, or thy Lord (Himself), or certain of the signs of thy Lord! the day that certain of the signs of thy Lord do come, no good will it do to a soul to believe in them then if it believed not before nor earned righteousness through its faith. Say: "Wait ye: we too are waiting." آیا جز این انتظار دارند که فرشتگان [عذاب] به سویشان آیند، یا [قیامت] پروردگارت [که روز جلوه کامل حق و ظهور وانکشاف تام توحید است] بیاید، یا برخی از نشانه‌های پروردگارت [مانند مرگ و آثار پس از آن] تحقق یابد؟ روزی که برخی از نشانه‌های پروردگارت به ظهور آید، ایمان آوردن کسی که پیش از این ایمان نیاورده یا در حال ایمانش عمل شایسته‌ای انجام نداده سودی نخواهد داشت. بگو: [شما با این وضع ناروایی که دارید] منتظر [عذاب] باشید. ما هم منتظریم [که عذاب خدا به شما برسد.]///آیا جز این انتظار دارند که فرشتگان [عذاب] به سویشان آیند، یا [قیامت] پروردگارت [که روز جلوه کامل حق و ظهور وانکشاف تام توحید است] بیاید، یا برخی از نشانه‌های پروردگارت [مانند مرگ و آثار پس از آن] تحقق یابد؟ روزی که برخی از نشانه‌های پروردگارت به ظهور آید، ایمان آوردن کسی که پیش از این ایمان نیاورده یا در حال ایمانش عمل شایسته‌ای انجام نداده سودی نخواهد داشت. بگو: [شما با این وضع ناروایی که دارید] منتظر [عذاب] باشید. ما هم منتظریم [که عذاب خدا به شما برسد.]///آیا انتظارى جز آن دارند که فرشتگان نزدشان بیایند؟ یا پروردگارت؟ یا نشانه‌اى از نشانه‌هاى خدا بر آنها ظاهر شود؟ روزى که برخى نشانه‌هاى خدا آشکار شود، ایمان کسى که پیش از آن ایمان نیاورده یا به هنگام ایمان کار نیکى انجام نداده است، براى او سودى نخواهد داشت. بگو: چشم به راه باشید، ما نیز چشم به راهیم.///آیا جز این انتظار دارند که فرشتگان به سویشان بیایند یا پروردگارت بیاید، یا پاره‌اى از آیات (معجزات) پروردگار تو ظاهر گردد؟ [اما] روزى که برخى آیات پروردگارت بیاید، براى کسى که قبلا ایمان نیاورده و یا در ایمان خویش عمل خیرى فراهم نکرده باشد، ایمان آو///آیا جز این انتظار دارند که فرشتگان به سویشان بیایند، یا پروردگارت بیاید، یا پاره‌اى از نشانه‌هاى پروردگارت بیاید؟ [اما] روزى که پاره‌اى از نشانه‌هاى پروردگارت [پدید] آید، کسى که قبلا ایمان نیاورده یا خیرى در ایمان آوردن خود به دست نیاورده، ایمان آوردنش سود نمى‌بخشد. بگو: «منتظر باشید که ما [هم‌] منتظریم.»///آیا جز این انتظار دارند که فرشتگان به سراغشان بیایند، یا خداوند [خودش] به سوى آنها بیاید؟ یا پاره‌اى از آیات پروردگار [و نشانه‌هاى رستاخیز]؟ اما آن روز که این نشانه‌ها تحقق پذیرد، ایمان آوردن افرادى که قبلا ایمان نیاورده‌اند و یا عمل نیکى انجام نداده‌اند، سودى به حالشان نخواهد داشت، بگو: «[اکنون که شما چنین انتظارات غلطى دارید،] انتظار بکشید، ما هم انتظار مى‌کشیم!»///آیا (منکران) انتظاری دارند جز آنکه فرشتگان (قهر) بر آنها درآیند و یا (امر) خدا (و یا قضای الهی) بر آنان فرا رسد (و همه هلاک شوند) یا برخی دلایل و آیات خدا آشکار شود؟ روزی که بعضی آیات (قهر) خدای تو بر آنها برسد آن روز هیچ کس را ایمانش نفع نبخشد اگر قبل از آن ایمان نیاورده و یا در ایمان خود کسب خیر و سعادت نکرده باشد. بگو: شما در انتظار (نتیجه اعمال زشت خود) باشید ما هم در انتظار هستیم.///[اینان‌] انتظاری ندارند جز اینکه فرشتگان به سویشان بیایند یا پروردگارت بیاید، یا بعضی از آیات پروردگارت ظاهر گردد، حال آنکه روزی که بعضی از آیات پروردگارت ظاهر گردد، برای کسی که از پیش ایمان نیاورده باشد، یا با ایمانش خیری حاصل نکرده باشد، ایمان آوردنش سودی ندارد، بگو منتظر باشید، ما نیز منتظریم‌///آیا جز این انتظار دارند که فرشتگان (مرگ) به سراغشان آیند، یا خداوند (خودش) به سوی آنها بیاید، یا بعضی از آیات پروردگارت (و نشانه‌های رستاخیز)؟! اما آن روز که بعضی از آیات پروردگارت تحقق پذیرد، ایمان‌آوردن افرادی که قبلا ایمان نیاورده‌اند، یا در ایمانشان عمل نیکی انجام نداده‌اند، سودی به حالشان نخواهد داشت! بگو: «(اکنون که شما چنین انتظارات نادرستی دارید،) انتظار بکشید ما هم انتظار (کیفر شما را) می‌کشیم!»///آیا انتظار دارند جز آنکه بیایندشان فرشتگان یا بیاید پروردگار تو یا بیاید پاره‌ای از آیات پروردگار تو روزی که می‌آید پاره‌ای از آیات پروردگار تو سود ندهد کسی را ایمان آوردنش اگر ایمان نیاورده است از پیش یا نیندوخته است در ایمان خود خبری را بگو پس منتظر باشید که مائیم منتظران‌///آیا جز این نگرش و انتظار را دارند، که فرشتگان سویشان بیایند، یا پروردگارت (سویشان) آید، یا پاره‌ای از نشانه‌های پروردگارت بیاید؟ روزی که پاره‌ای از نشانه‌های پروردگارت آید، کسی که قبلا ایمان نیاورده یا خیری در ایمانش به دست نیاورده، ایمان آوردنش سودی نمی‌بخشد. بگو: «منتظر باشید (که) همواره ما (هم) منتظرانیم.» quran_en_fa As for those who divide their religion and break up into sects, thou hast no part in them in the least: their affair is with Allah: He will in the end tell them the truth of all that they did. مسلما کسانی که دینشان را بخش بخش کردند، وگروه گروه شدند، تو را هیچ پیوندی با آنان نیست، کار آنان فقط با خداست، سپس به اعمالی که همواره انجام می‌دادند، آگاهشان می‌کند.///مسلما کسانی که دینشان را بخش بخش کردند، وگروه گروه شدند، تو را هیچ پیوندی با آنان نیست، کار آنان فقط با خداست، سپس به اعمالی که همواره انجام می‌دادند، آگاهشان می‌کند.///تو را با آنها که دین خویش فرقه‌فرقه کردند و دسته‌دسته شدند، کارى نیست. کار آنها با خداست. و خدا آنان را به کارهایى که مى‌کردند آگاه مى‌سازد.///تحقیقا کسانى که دینشان را دستخوش تفرقه ساختند و فرقه فرقه شدند، تو را با آنان کارى نیست، سر و کارشان فقط با خداست آن‌گاه به کارى که انجام مى‌دادند آگاهشان خواهد کرد///کسانى که دین خود را پراکنده ساختند و فرقه فرقه شدند، تو هیچ گونه مسؤول ایشان نیستى، کارشان فقط با خداست. آنگاه به آنچه انجام مى‌دادند آگاهشان خواهد کرد.///کسانى که آیین خود را پراکنده ساختند و به دسته‌های گوناگون تقسیم شدند، هیچ‌گونه ارتباطى با آنها ندارى. کار آنها واگذار به خداست، پس خدا آنها را از آنچه انجام مى‌دادند، باخبر مى‌کند.///آنان که دین را پراکنده نمودند و (در آن) فرقه فرقه شدند (چشم از آنها بپوش) چنین کسان به کار تو نیایند، (و از دست آنها غمگین مباش که مجازات) کار آنها با خداست و بعد از این به آنچه می‌کردند آگاهشان می‌گرداند.///کسانی که دینشان را پاره پاره کردند و فرقه فرقه شدند، تو را کاری با آنان نیست، کارشان فقط با خداوند است، آنگاه ایشان را [از حقیقت‌] کار و کردارشان آگاه می‌سازد///کسانی که آیین خود را پراکنده ساختند، و به دسته‌های گوناگون (و مذاهب مختلف) تقسیم شدند، تو هیچ گونه رابطه‌ای با آنها نداری! سر و کار آنها تنها با خداست؛ سپس خدا آنها را از آنچه انجام می‌دادند، با خبر می‌کند.///همانا آنان که پراکنده ساختند دین خود را و شدند گروهائی نیستی تو از ایشان در چیزی جز این نیست که کار آنان با خدا است پس آگهیشان دهد بدانچه بودند می‌کردند///بی‌گمان کسانی که دینشان را پراکندند و پیروانی پراکنده بودند، تو با آنها هیچ کاری نداری. کارشان تنها سوی خداست، سپس (خدا) به آنچه می‌کرده‌اند آگاهی مهمشان خواهد داد. quran_en_fa He that doeth good shall have ten times as much to his credit: He that doeth evil shall only be recompensed according to his evil: no wrong shall be done unto (any of) them. هر کس کار نیک بیاورد، پاداشش ده برابر آن است، و آنان که کار بد بیاورند، جز به مانند آن مجازات نیابند و ایشان مورد ستم قرار نمی‌گیرند.///هر کس کار نیک بیاورد، پاداشش ده برابر آن است، و آنان که کار بد بیاورند، جز به مانند آن مجازات نیابند و ایشان مورد ستم قرار نمی‌گیرند.///هر کس کار نیکى انجام دهد ده برابر به او پاداش دهند، و هر که کار بدى انجام دهد تنها همانند آن کیفر بیند، تا ستمى بر آنها نرفته باشد.///هر کس کار نیکى بیاورد، ده چندان آن پاداش دارد، و هر کس کار بدى بیاورد، جز مانند آن مجازات نشود، و بر آنها ستم نرود///هر کس کار نیکى بیاورد، ده برابر آن [پاداش‌] خواهد داشت، و هر کس کار بدى بیاورد، جز مانند آن جزا نیابد و بر آنان ستم نرود.///هر کس کار نیکى بیاورد، ده برابر آن پاداش خواهد داشت. و هر کس کار بدى بیاورد، جز به مقدار آن کیفر نخواهد دید و ستمى بر آنها نخواهد شد.///هر کس کار نیکو کند او را ده برابر آن خواهد بود و هر کس کار زشت کند به قدر کار زشتش مجازات شود و بر آنها اصلا ستم نخواهد شد.///کسی که کار نیکی پیش آورد، ده چندان آن پاداش دارد، و هر که کار بدی پیش آورد، جز همانند آن کیفر نیابد، و بر ایشان ستم نرود///هر کس کار نیکی بجا آورد، ده برابر آن پاداش دارد، و هر کس کار بدی انجام دهد، جز بمانند آن، کیفر نخواهد دید؛ و ستمی بر آنها نخواهد شد.///آن کس که نکوئی آورد وی را است ده برابر آن و آن کس که زشتی آورد کیفر نشود جز همانند آن و ایشان ستم نمی‌شوند///هر کس به نیکی بیاید، برایش ده برابر (پاداش) است و هر کس به بدی آید، جز مانند آن جزا نیابد، حال آنکه بر آنان ستم (هم) نرود. quran_en_fa Say: "Verily, my Lord hath guided me to a way that is straight,- a religion of right,- the path (trod) by Abraham the true in Faith, and he (certainly) joined not gods with Allah." بگو: یقینا پروردگارم مرا به راه راست هدایت کرد، به دینی پایدار و استوار، دین ابراهیم یکتاپرست حق گرا، و او از مشرکان نبود.///بگو: یقینا پروردگارم مرا به راه راست هدایت کرد، به دینی پایدار و استوار، دین ابراهیم یکتاپرست حق گرا، و او از مشرکان نبود.///بگو: پروردگار من مرا به راه راست هدایت کرده است؛ به دینى همواره استوار، دین حنیف ابراهیم. و او از مشرکان نبود.///بگو: مسلما پروردگارم مرا به راه راست، دینى استوار که همان آیین ابراهیم حقگراست، هدایت نمود و او از مشرکان نبود///بگو: «آرى! پروردگارم مرا به راه راست هدایت کرده است: دینى پایدار، آیین ابراهیم حق‌گراى! و او از مشرکان نبود.»///بگو: «پروردگارم مرا به راه راست هدایت کرده، آیینى پا بر جا آیین ابراهیم، همان کسى که از آیین‌هاى خرافى محیط خود روى گردانید و از مشرکان نبود.»///بگو: محققا مرا خدایم به راه راست هدایت کرده، به دینی استوار، همان آیین پاک ابراهیم که وجودش از لوث شرک و عقاید باطل مشرکین منزه بود.///بگو مرا پروردگارم به راهی راست که دین استوار و آیین پاک ابراهیم است -که هرگز از مشرکان نبودرهنمایی کرده است‌///بگو: «پروردگارم مرا به راه راست هدایت کرده؛ آیینی پابرجا (و ضامن سعادت دین و دنیا)؛ آیین ابراهیم؛ که از آیینهای خرافی روی برگرداند؛ و از مشرکان نبود.»///بگو همانا مرا هدایت کرده است پروردگارم بسوی راهی راست دینی استوار آئین ابراهیم یکتاپرست و نبوده است از شرک‌ورزان‌///بگو: «پروردگارم مرا همواره به راهی راست هدایت کرده: دینی پایدار و بهادار و پای بر جا کننده، آیین ابراهیم؛ حال آنکه (او) رویگردان از باطل بوده و از مشرکان نبوده است.» quran_en_fa Say: "Truly, my prayer and my service of sacrifice, my life and my death, are (all) for Allah, the Cherisher of the Worlds: بگو: مسلما نماز و عبادتم و زندگی کردن و مرگم برای خدا پروردگار جهانیان است.///بگو: مسلما نماز و عبادتم و زندگی کردن و مرگم برای خدا پروردگار جهانیان است.///بگو: نماز من و قربانى من و زندگى من و مرگ من براى خدا آن پروردگار جهانیان است.///بگو: بى‌گمان، نماز و عبادات من، و زندگى و مرگ من همه براى خدا پروردگار جهانیان است///بگو: «در حقیقت، نماز من و [سایر] عبادات من و زندگى و مرگ من، براى خدا، پروردگار جهانیان است.»///بگو: «نماز و تمام عبادات من و زندگى و مرگ من، همه براى خداوند پروردگار جهانیان است.///بگو: همانا نماز و طاعت و تمام اعمال من و حیات و ممات من همه برای خداست که پروردگار جهانیان است.///بگو نماز و نیایش من و زندگانی و مرگ من، در راه خدا، پروردگار جهانیان است‌///بگو: «نماز و تمام عبادات من، و زندگی و مرگ من، همه برای خداوند پروردگار جهانیان است.///بگو همانا نماز من و پرستش من و زندگیم و مرگم از آن خداوند است پروردگار جهانیان‌///بگو: «به‌راستی، نمازم و سایر عباداتم و زندگی و مرگم، (همه و همه) تنها برای خدا- پروردگار جهانیان- است.» quran_en_fa No partner hath He: this am I commanded, and I am the first of those who bow to His will. او را شریکی نیست، و به این [یگانه پرستی] مأمورم، و نخستین کسی هستم که [در این آیین] تسلیم [فرمان‌ها و احکام] اویم.///او را شریکی نیست، و به این [یگانه پرستی] مأمورم، و نخستین کسی هستم که [در این آیین] تسلیم [فرمان‌ها و احکام] اویم.///او را شریکى نیست. به من چنین امر شده است، و من از نخستین مسلمانانم.///که شریکى ندارد و به همین امر دستور یافته‌ام و من نخستین مسلمانم/// [که‌] او را شریکى نیست، و بر این [کار] دستور یافته‌ام، و من نخستین مسلمانم.///شریکى براى او نیست و به همین، دستور یافته‌ام و من نخستین مسلمانم!»///که او را شریک نیست و به همین (اخلاص کامل) مرا فرمان داده‌اند و من اول کسی هستم که تسلیم امر خدایم.///که شریکی ندارد، و به همین [راه و روش‌] فرمان یافته‌ام و من پیشوای مسلمانانم‌///همتایی برای او نیست؛ و به همین مأمور شده‌ام؛ و من نخستین مسلمانم!»///نیست انبازی برای او و بدان مأمور شدم و منم نخستین اسلام‌آرندگان‌///او را هرگز شریکی نیست و بدین (دین پایدار) دستور یافته‌ام و من (در مرتبه‌ی) نخستین تسلیم‌شدگانم.» quran_en_fa Say: "Shall I seek for (my) Cherisher other than Allah, when He is the Cherisher of all things (that exist)? Every soul draws the meed of its acts on none but itself: no bearer of burdens can bear the burden of another. Your goal in the end is towards Allah: He will tell you the truth of the things wherein ye disputed." بگو: آیا جز خدا پروردگاری بجویم در حالی که او پروردگار هر چیزی است؟! و هیچ کس جز به زیان خود [عمل زشتی] مرتکب نمی‌شود، و هیچ سنگین باری بار گناه دیگری را بر نمی‌دارد؛ سپس بازگشت همه شما به سوی پروردگارتان خواهد بود، پس شما را به [حقانیت] آنچه درباره آن [با مردم مؤمن] اختلاف می‌کردید، آگاه می‌کند.///بگو: آیا جز خدا پروردگاری بجویم در حالی که او پروردگار هر چیزی است؟! و هیچ کس جز به زیان خود [عمل زشتی] مرتکب نمی‌شود، و هیچ سنگین باری بار گناه دیگری را بر نمی‌دارد؛ سپس بازگشت همه شما به سوی پروردگارتان خواهد بود، پس شما را به [حقانیت] آنچه درباره آن [با مردم مؤمن] اختلاف می‌کردید، آگاه می‌کند.///بگو: آیا جز الله، پروردگارى جویم؟ او پروردگار هر چیزى است و هر کس تنها کیفر کار خویش را مى‌بیند. و کسى بار گناه دیگرى را بر دوش نمى‌کشد. سپس بازگشت همه شما به نزد پروردگارتان است و او شما را به آن چیزهایى که در آن اختلاف مى‌ورزیدید آگاه مى‌کند.///بگو: آیا جز خدا پروردگارى بجویم، در حالى که او پروردگار همه چیز است؟ و هیچ کس [گناهى‌] جز به زیان خود مرتکب نمى‌شود، و هیچ کس بار دیگرى را بر دوش نمى‌گیرد، سپس بازگشت شما به سوى پروردگارتان است آن‌گاه شما را به آنچه در آن اختلاف مى‌کردید آگاهتان مى‌///بگو: «آیا جز خدا پروردگارى بجویم؟ با اینکه او پروردگار هر چیزى است، و هیچ کس جز بر زیان خود [گناهى‌] انجام نمى‌دهد، و هیچ باربردارى بار [گناه‌] دیگرى را برنمى‌دارد، آنگاه بازگشت شما به سوى پروردگارتان خواهد بود، پس ما را به آنچه در آن اختلاف مى‌کردید آگاه خواهد کرد.///بگو: «آیا غیر خدا، پروردگارى بطلبم؟ در حالى که او پروردگار همه چیز است و هیچ‌کس جز براى خود عملى انجام نمى‌دهد و هیچ­کس بار [گناه] دیگرى را به دوش نمى‌کشد، سپس بازگشت شما به سوى پروردگارتان است. و شما را به آنچه در آن اختلاف داشتید، خبر خواهد داد.»///بگو: آیا غیر از خدا را به ربوبیت گزینم در صورتی که خدا پرورنده همه موجودات است؟ و هیچ کس چیزی نیندوخت مگر بر خود، و هیچ نفسی بار (گناه) دیگری را بر دوش نگیرد. سپس بازگشت همه شما به سوی پروردگارتان است و او شما را به آنچه خلاف در آن می‌کردید آگاه خواهد ساخت.///بگو آیا جز خداوند پروردگاری جویم، و او پروردگار همه چیز است، و هیچ کس هیچ کاری نکند مگر آنکه سود و زیانش با خود اوست، و هیچ بردارنده‌ای بار گناه دیگری را بر ندارد، سپس بازگشتتان به سوی پروردگارتان است، آنگاه شما را [از حقیقت‌] آنچه در آن اختلاف داشتید آگاه می‌سازد///بگو: «آیا غیر خدا، پروردگاری را بطلبم، در حالی که او پروردگار همه چیز است؟! هیچ کس، عمل (بدی) جز به زیان خودش، انجام نمی‌دهد؛ و هیچ گنهکاری گناه دیگری را متحمل نمی‌شود؛ سپس بازگشت همه شما به سوی پروردگارتان است؛ و شما را از آنچه در آن اختلاف داشتید، خبر خواهد داد.///بگو آیا جز خدا پروردگاری جویم و او است پروردگار همه چیز و نیندوزد هر کسی جز بر خویشتن و برندارد باربری بار دگری را پس بسوی پروردگار شما است بازگشت شما تا آگهیتان دهد بدانچه بودید در آن اختلاف می‌کردید///بگو: «آیا جز خدا (ی یکتا) پروردگاری بجویم، حال آنکه او پروردگار همه چیز است، و هیچ کس بجز آنچه (خود) به دست آورده بر عهده‌اش نیست، و هیچ باربرداری بار دیگران را بر نمی‌دارد. سپس شما بازگشتتان سوی پروردگارتان است‌؛ پس (شما را) به آنچه در آن اختلاف می‌کرده‌اید آگاهی بزرگی خواهد داد.» quran_en_fa It is He Who hath made you (His) agents, inheritors of the earth: He hath raised you in ranks, some above others: that He may try you in the gifts He hath given you: for thy Lord is quick in punishment: yet He is indeed Oft-forgiving, Most Merciful. اوست کسی که شما را در زمین، جانشینان [نسل‌های گذشته] قرار داد، و [پایه‌های مادی و معنوی] برخی از شما را بر برخی دیگر به درجاتی بالا برد تا شما را در آنچه به شما عطا کرده، بیازماید؛ قطعا پروردگارت زود کیفر است، و یقینا بسیار آمرزنده و مهربان است.///اوست کسی که شما را در زمین، جانشینان [نسل‌های گذشته] قرار داد، و [پایه‌های مادی و معنوی] برخی از شما را بر برخی دیگر به درجاتی بالا برد تا شما را در آنچه به شما عطا کرده، بیازماید؛ قطعا پروردگارت زود کیفر است، و یقینا بسیار آمرزنده و مهربان است.///اوست خدایى که شما را خلیفگان زمین کرد، و بعضى را بر بعض دیگر به درجاتى برترى داد، تا شما را در چیزى که عطایتان کرده است بیازماید. هر آینه پروردگارت زود کیفر مى‌دهد و او آمرزنده و مهربان است.///و اوست کسى که شما را در زمین جانشین [یکدیگر] نمود و بعضى را بر بعضى دیگر به مراتبى برترى داد تا شما را در داده‌هایش به شما بیازماید، بى‌گمان پروردگار تو زود کیفر و همو آمرزنده‌ى مهربان است///و اوست کسى که شما را در زمین جانشین [یکدیگر] قرار داد، و بعضى از شما را بر برخى دیگر به درجاتى برترى داد تا شما را در آنچه به شما داده است بیازماید. آرى، پروردگار تو زودکیفر است، و [هم‌] او بس آمرزنده مهربان است.///و او کسى است که شما را جانشینان [خود] در زمین قرار داد و بعضى را بر بعض دیگر، درجاتى برترى داد، تا شما را به آنچه در اختیارتان قرار داده، بیازماید. مسلما پروردگار تو سریع­العقاب و آمرزنده مهربان است.///و او خدایی است که شما را جانشین گذشتگان اهل زمین مقرر داشت و رتبه بعضی را از بعضی بالاتر قرار داد تا شما را در آنچه به شما داده (در این تفاوت رتبه‌ها) بیازماید، که همانا خدا زود کیفر و بسیار بخشنده و مهربان است.///و او کسی است که شما را جانشینان [الهی‌] بر روی زمین برگماشت، و بعضی را بر بعضی دیگر به درجاتی برتری داد تا شما را در آنچه به شما بخشیده است بیازماید، بی‌گمان پروردگارت زودکیفر و همو آمرزگار مهربان است‌///و او کسی است که شما را جانشینان (و نمایندگان) خود در زمین ساخت، و درجات بعضی از شما را بالاتر از بعضی دیگر قرار داد، تا شما را به وسیله آنچه در اختیارتان قرار داده بیازماید؛ به یقین پروردگار تو سریع العقاب و آمرزنده مهربان است. (کیفر کسانی را که از بوته امتحان نادرست درآیند، زود می‌دهد؛ و نسبت به حق پویان مهربان است.)///و او است آنکه گردانید شما را جانشینان زمین و برتری داد گروهی از شما را بر گروهی پایه‌هائی تا بیازمایدتان در آنچه به شما داده است همانا پروردگار تو است زودشکنجه (شتابنده در عقوبت) و همانا او است آمرزنده مهربان‌///و اوست کسی که شما را در زمین جانشینان (یکدیگر و گذشتگانی دیگر) نهاد و بعضی از شما را بر برخی دیگر به درجاتی (در این جهان) برتری داد، تا شما را – در آنچه به شما داده است – بیازماید. همواره، پروردگارت پیگیر سریع (در کیفر) است و به‌راستی (هم) او بس پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa Alif, Lam, Mim, Sad. المص///المص///الف، لام، میم، صاد.///الف، لام، میم، صاد///الف، لام، میم، صاد.///الف، لام، میم، صاد.///المص (بعضی در تفسیر آن گفته‌اند: خدای مهربان صاحب اقتدار بردبار).///الف لام میم صاد///المص‌///المص‌///المص quran_en_fa A Book revealed unto thee,- So let thy heart be oppressed no more by any difficulty on that account,- that with it thou mightest warn (the erring) and teach the Believers). این کتابی [با عظمت] است که به سوی تو نازل شده است؛ پس نباید در سینه‌ات از ناحیه [تبلیغ] آن تنگی و فشار باشد، تا به وسیله آن مردم را بیم دهی، و برای مؤمنان [مایه] تذکر و پند باشد.///این کتابی [با عظمت] است که به سوی تو نازل شده است؛ پس نباید در سینه‌ات از ناحیه [تبلیغ] آن تنگی و فشار باشد، تا به وسیله آن مردم را بیم دهی، و برای مؤمنان [مایه] تذکر و پند باشد.///کتابى است که بر تو نازل شده، در دل تو از آن تردیدى نباشد، تا به آن بیم دهى و مؤمنان را پندى باشد.///کتابى است که به سوى تو نازل شده، پس در سینه تو از [تبلیغ‌] آن هیچ تنگى و تردید نباشد، تا بدان هشدار دهى و براى مؤمنان تذکارى باشد///کتابى است که به سوى تو فرو فرستاده شده است -پس نباید در سینه تو از ناحیه آن، تنگى باشد- تا به وسیله آن هشدار دهى و براى مؤمنان پندى باشد.///این، کتابى است که بر تو نازل شده، پس نباید از ناحیه آن، ناراحتى در سینه داشته باشى و هدف، آن است که به وسیله آن [همگان را از عواقب بد عقاید و اعمال نادرستشان] بیم دهى و تذکرى است براى مؤمنان.///این کتابی است که به تو نازل شد، پس تو دلتنگ و رنجه خاطر (از انکار مردم) نسبت به آن مباش، تا (مردمان را) به (آیات عذاب) آن بترسانی، و اهل ایمان را سبب یادآوری باشد.///کتابی است که به سوی تو فروفرستاده شده است، پس نباید از آن تنگدلی یابی، تا بدان هشدار دهی، و پندآموزی برای مؤمنان باشد///این کتابی است که بر تو نازل شده؛ و نباید از ناحیه آن، ناراحتی در سینه داشته باشی! تا به وسیله آن، (مردم را از عواقب سوء عقاید و اعمال نادرستشان) بیم دهی؛ و تذکری است برای مؤمنان.///کتابی است که فرستاده شده است بسوی تو پس نباشد در سینه‌ات تنگیی از آن تا بترسانی بدان و یادآوردنی است برای مؤمنان‌///کتابی است (که) بر تو نازل شده- پس نباید در سینه‌ات از آن تنگنایی باشد- برای اینکه با آن (مکلفان را) بیم دهی. و (این‌) یادواره‌ای است برای مؤمنان. quran_en_fa Follow (O men!) the revelation given unto you from your Lord, and follow not, as friends or protectors, other than Him. Little it is ye remember of admonition. آنچه را از سوی پروردگارتان به جانب شما نازل شده پیروی کنید، و از معبودانی غیر او پیروی ننمایید، ولی بسیار اندک و کم، پند می‌گیرید.///آنچه را از سوی پروردگارتان به جانب شما نازل شده پیروی کنید، و از معبودانی غیر او پیروی ننمایید، ولی بسیار اندک و کم، پند می‌گیرید.///از آنچه از جانب پروردگارتان برایتان نازل شده است پیروى کنید و سواى او، از خدایان دیگر متابعت مکنید. شما چه اندک پند مى‌پذیرید.///از آنچه از جانب پروردگارتان به سوى شما نازل شده پیروى کنید و از غیر او به عنوان سرپرستان پیروى نکنید. چه اندک پند مى‌گیرید///آنچه را از جانب پروردگارتان به سوى شما فرو فرستاده شده است، پیروى کنید؛ و جز او از معبودان [دیگر] پیروى مکنید. چه اندک پند مى‌گیرید!///[بنابراین] آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده، پیروى کنید و از سرپرستان و معبودهاى دیگر جز او پیروى نکنید، اما کمتر متذکر مى‌شوید.///(ای اهل ایمان) از آنچه از خدایتان به سوی شما فرستاده شده پیروی کنید و پیرو دستورهای غیر او نباشید و جز خدا را به دوستی مگیرید. اما اندکی بدین پند متذکر می‌گردید.///از آنچه از جانب پروردگارتان به سوی شما نازل شده است، پیروی کنید و جز او هیچ معبودی نگیرید، چه اندک پند می‌گیرید///از چیزی که از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده، پیروی کنید! و از اولیا و معبودهای دیگر جز او، پیروی نکنید! اما کمتر متذکر می‌شوید!///پیروی کنید آنچه را فرستاده شده است بسوی شما از پروردگارتان و پیروی نکنید جز آن دوستانی را چه کم یادآور می‌شوید///آنچه را از پروردگارتان برایتان نازل گشته پیروی کنید و از اولیائی دیگر پیروی مکنید. بسی اندک است آنچه را متذکر می‌شوید. quran_en_fa How many towns have We destroyed (for their sins)? Our punishment took them on a sudden by night or while they slept for their afternoon rest. چه بسیار شهرهایی که اهلش را [به سبب گناهانشان] هلاک کردیم و عذاب ما در حالی که شب یا نیم روز در استراحت و آرامش بودند، به آنان رسید!!///چه بسیار شهرهایی که اهلش را [به سبب گناهانشان] هلاک کردیم و عذاب ما در حالی که شب یا نیم روز در استراحت و آرامش بودند، به آنان رسید!!///چه بسا قریه‌هایى که مردمش را به هلاکت رسانیدیم، و عذاب ما شب هنگام یا آنگاه که به خواب نیمروزى فرورفته بودند، به آنان دررسید.///و چه بسیار شهرها که [مردم‌] آن را هلاک نمودیم و عذاب ما شب هنگام یا در خواب نیمروز به آنها رسید///و چه بسیار شهرها که [مردم‌] آن را به هلاکت رسانیدیم، و در حالى که به خواب شبانگاهى رفته یا نیمروز غنوده بودند، عذاب ما به آنها رسید.///چه بسیار شهرها و آبادی‌ها که آنها را [بر اثر گناه فراوان] هلاک کردیم و عذاب ما شب‌هنگام یا در روز، هنگامى که استراحت کرده بودند، به سراغشان آمد.///و چه بسیار اهالی شهرها را که هلاک کردیم و آنها را عذاب ما آمد آن گاه که در آسایش شب یا به خواب راحت نیمروز بودند.///و چه بسیار شهرها که نابودشان کردیم و عذاب ما شبانه یا به هنگامی که در نیمروز خفته بودند بر ایشان فرود آمد///چه بسیار شهرها و آبادیها که آنها را (بر اثر گناه فراوانشان) هلاک کردیم! و عذاب ما شب‌هنگام، یا در روز هنگامی که استراحت کرده بودند، به سراغشان آمد.///و بسا شهری که نابودش ساختیم پس بیامدش خشم ما شبانگاه یا به خواب نیمروز بودند///و چه بسیار گروهی را هلاکشان کردیم که برخورد سختمان برایشان به هنگام خواب (شان) یا در میان روز فرا رسید. quran_en_fa When (thus) Our punishment took them, no cry did they utter but this: "Indeed we did wrong." زمانی که عذاب ما به سویشان آمد، اعترافشان جز این نبود که گفتند: قطعا ما ستمکار بوده‌ایم.///زمانی که عذاب ما به سویشان آمد، اعترافشان جز این نبود که گفتند: قطعا ما ستمکار بوده‌ایم.///چون عذاب ما به آنان دررسید سخنشان جز این نبود که گفتند: ما ستمکار بودیم.///و هنگامى که عذاب ما بر آنان آمد سخنشان جز این نبود که گفتند: بى‌تردید ما ستمکار بودیم///و هنگامى که عذاب ما بر آنان آمد سخنشان جز این نبود که گفتند: «راستى که ما ستمکار بودیم.»///و در آن موقع که عذاب ما به سراغ آنها آمد، سخنى نداشتند جز این که گفتند: «ما ظالم بودیم.» [ولى این اعتراف، به حالشان سودى نداشت.]///پس در هنگامی که عذاب ما به آنان رسید جز این اعتراف نکردند که گفتند: ما خود ستمکار و مستحق عذاب بودیم.///و هنگامی که عذاب ما بر آنان فرود آمد، سخنشان جز این نبود که می‌گفتند ما خود ستمکار بودیم‌///و در آن موقع که عذاب ما به سراغ آنها آمد، سخنی نداشتند جز اینکه گفتند: «ما ظالم بودیم!» (ولی این اعتراف به گناه، دیگر دیر شده بود؛ و سودی به حالشان نداشت.)///پس نبود سخن ایشان هنگامی که بیامدشان خشم ما جز آنکه گفتند همانا بودیم ما ستمگران‌///پس چون ناگواری سختمان آنان را فرا رسید، خواسته‌ای نداشتند جز اینکه گفتند: «ما همانا (از) ستمکاران بوده‌ایم.» quran_en_fa Then shall we question those to whom Our message was sent and those by whom We sent it. [روز قیامت] از کسانی که پیامبران به سویشان فرستاده شده [درباره پذیرفتن و نپذیرفتن رسالت پیامبران]، و از شخص پیامبران [درباره تبلیغ دین] به طور یقین پرسش خواهیم کرد.///[روز قیامت] از کسانی که پیامبران به سویشان فرستاده شده [درباره پذیرفتن و نپذیرفتن رسالت پیامبران]، و از شخص پیامبران [درباره تبلیغ دین] به طور یقین پرسش خواهیم کرد.///البته از مردمى که برایشان پیامبرانى فرستاده شده و نیز از پیامبرانى که فرستاده شده‌اند سؤال خواهیم کرد.///پس قطعا از کسانى که [پیامبران‌] به سوى آنان فرستاده شده‌اند خواهیم پرسید، و از فرستادگان نیز خواهیم پرسید///پس، قطعا از کسانى که [پیامبران‌] به سوى آنان فرستاده شده‌اند خواهیم پرسید، و قطعا از [خود] فرستادگان [نیز] خواهیم پرسید.///به طور قطع از کسانى که پیامبران را به سوى آنها فرستادیم، سؤال خواهیم کرد و از پیامبران [نیز] سؤال می‌کنیم.///البته ما هم از امتها که پیامبران به سویشان آمدند و هم از پیغمبران آنها باز خواست خواهیم کرد.///بی‌گمان از کسانی که پیامبران به سویشان رفته‌اند و همچنین از پیامبران پرس و جو خواهیم کرد///به یقین، (هم) از کسانی که پیامبران به سوی آنها فرستاده شدند سؤال خواهیم کرد؛ (و هم) از پیامبران سؤال می‌کنیم!///پس خواهیم پرسید آنان را که به سویشان فرستاده شد و خواهیم پرسید از فرستادگان‌///پس بی‌گمان از کسانی که (پیامبران) سوی آنان فرستاده شد (ه‌اند)، بی‌چون خواهیم پرسید و همانا از (خود) آن فرستادگان (نیز) همواره خواهیم پرسید. quran_en_fa And verily, We shall recount their whole story with knowledge, for We were never absent (at any time or place). بی تردید برای آنان [در آن روز، عقاید، اعمال و اخلاقشان را] از روی دانشی [دقیق و فراگیر] بیان خواهیم کرد؛ [زیرا] ما هیچ گاه از آنان غایب نبوده‌ایم.///بی تردید برای آنان [در آن روز، عقاید، اعمال و اخلاقشان را] از روی دانشی [دقیق و فراگیر] بیان خواهیم کرد؛ [زیرا] ما هیچ گاه از آنان غایب نبوده‌ایم.///و از هر چه کرده‌اند با آگاهى تمام برایشان حکایت خواهیم کرد، زیرا ما هرگز غایب نبوده‌ایم.///و بى‌شک [داستانشان را] از روى علم براى آنها نقل خواهیم کرد و ما [از احوال آنها] غایب نبوده‌ایم///و از روى دانش به آنان گزارش خواهیم داد و ما [از احوال آنان‌] غایب نبوده‌ایم.///و مسلما [اعمال همه را] از روى علم [وسیع خود] براى آنان شرح خواهیم داد. و ما غایب نبودیم [، بلکه همه جا حاضر و ناظر بودیم].///پس بر آنان (حکایت حال آنها را تماما) به علم و بصیرت کامل بیان کنیم، و ما از کردار آنان غایب و غافل نبوده‌ایم.///و بر ایشان از روی علم [نامه اعمالشان را] فرو خوانیم و ما غائب [و غافل از احوال آنان‌] نبوده‌ایم‌///و مسلما (اعمالشان را) با علم (خود) برای آنان شرح خواهیم داد؛ و ما هرگز غایب نبودیم (بلکه همه جا حاضر و ناظر اعمال بندگان هستیم)!///سپس هرآینه فرامی‌خوانیم بر ایشان به دانش و نبودیم ما غائبان‌///پس به‌راستی از روی علم بر آنان گزارش خواهیم داد، حال آنکه ما (از احوال آنان) غایب نبوده‌ایم. quran_en_fa The balance that day will be true (to nicety): those whose scale (of good) will be heavy, will prosper: میزان [سنجش اعمال] در آن روز حق است؛ پس کسانی که اعمال وزن شده آنان سنگین و با ارزش باشد، رستگارند.///میزان [سنجش اعمال] در آن روز حق است؛ پس کسانی که اعمال وزن شده آنان سنگین و با ارزش باشد، رستگارند.///در آن روز، وزن‌کردن به حق خواهد بود. آنها که ترازویشان سنگین است رستگارانند.///و در آن روز [معیار] سنجش، حق است پس هر که اعمال وزن شده‌اش سنگین شد هم آنان رستگارانند///و در آن روز، سنجش [اعمال‌] درست است. پس هر کس میزانهاى [عمل‌] او گران باشد، آنان خود رستگارانند.///و وزن کردن [اعمال و سنجش ارزش آنها] در آن روز، حق است. کسانى که میزان‌هاى [عمل] آنها سنگین است، رستگارانند.///و روز محشر حقا روز سنجیدن اعمال است، پس آنان که در آن میزان حق وزین و نیکوکار بودند البته رستگار خواهند بود.///و در آن روز وزن [سنجیدن اعمال‌] حقیقت دارد، آنگاه کسانی که کفه اعمالشان سنگین باشد، آنان رستگارند///وزن کردن (اعمال، و سنجش ارزش آنها) در آن روز، حق است! کسانی که میزانهای (عمل) آنها سنگین است، همان رستگارانند!///و سنجش در آن روز حق است پس آنکه سنگین شود ترازوهایش آنانند رستگاران‌///و در آن روز، میزان و سنجش اعمال، (خود، تمامی) حق است. پس آنان که میزان‌های سنجش اعمالشان سنگین باشد همانان خودشان رستگارکنندگانند. quran_en_fa Those whose scale will be light, will be their souls in perdition, for that they wrongfully treated Our signs. و کسانی که اعمال وزن شده آنان سبک و بی ارزش باشد، به سبب اینکه همواره به آیات ما ستم می‌ورزیدند، به خود زیان زده [و سرمایه وجودشان راتباه کرده] اند.///و کسانی که اعمال وزن شده آنان سبک و بی ارزش باشد، به سبب اینکه همواره به آیات ما ستم می‌ورزیدند، به خود زیان زده [و سرمایه وجودشان راتباه کرده] اند.///آنان که ترازوى اعمالشان سبک گشته است کسانى هستند که به آیات ما ایمان نیاورده بودند و از این رو به خود زیان رسانیده‌اند.///و هر که اعمال وزن شده‌اش سبک شد، آنان کسانى هستند که خود را ارزان باخته‌اند، چرا که به آیات ما ستم مى‌کردند///و هر کس میزانهاى [عمل‌] او سبک باشد، پس آنانند که به خود زیان زده‌اند، چرا که به آیات ما ستم کرده‌اند.///و کسانى که میزان‌هاى [عمل] آنها سبک است، افرادى هستند که سرمایه وجود خود را به خاطر ظلم و ستمى که نسبت به آیات ما مى‌کردند، از دست داده‌اند.///و آنان که در آن میزان سبک وزن بودند (یعنی بی ایمان و بد عملند) آنان کسانی هستند که به حقیقت به خود زیان رسانیده‌اند چون به آیات ما ستم می‌کردند.///و کسانی که کفه اعمالشان سبک باشد، آنان کسانی هستند که بر خود زیان زده‌اند چرا که به آیات ما ستم کرده‌اند///و کسانی که میزانهای (عمل) آنها سبک است، افرادی هستند که سرمایه وجود خود را، بخاطر ظلم و ستمی که نسبت به آیات ما می‌کردند، از دست داده‌اند.///و آنکه سبک گردد ترازوهایش آنانند که زیان کردند خویشتن را بدانچه بودند به آیتهای ما ستم می‌کردند///و آنان که میزان‌های اعمالشان سبک باشد، آنانند که خودهاشان را زیان کرده‌اند، (چرا) که به آیات ما ستم می‌کرده‌اند. quran_en_fa It is We Who have placed you with authority on earth, and provided you therein with means for the fulfilment of your life: small are the thanks that ye give! و شما را در زمین جای دادیم، و در آن برای شما وسایل و ابزارزندگی قرار دادیم، ولی بسیار اندک و کم، سپاس می‌گزارید.///و شما را در زمین جای دادیم، و در آن برای شما وسایل و ابزارزندگی قرار دادیم، ولی بسیار اندک و کم، سپاس می‌گزارید.///در زمین جایگاهتان دادیم و راه‌هاى معیشتتان را در آن قرار دادیم. و چه اندک سپاس مى‌گزارید.///و به راستى شما را در زمین مکنت دادیم، و براى شما در آن انواع معیشت‌ها نهادیم، [اما] کمتر قدردانى مى‌کنید///و قطعا شما را در زمین قدرت عمل دادیم، و براى شما در آن، وسایل معیشت نهادیم، [اما] چه کم سپاسگزارى مى‌کنید.///و ما تسلط و مالکیت و حکومت بر زمین را براى شما قرار دادیم و انواع وسایل زندگى را براى شما فراهم ساختیم؛ اما کمتر شکرگزارى می‌کنید.///و همانا ما شما (فرزندان آدم) را در زمین تمکین و اقتدار بخشیدیم و در آن بر شما معاش و روزی مقرر داشتیم، لیکن اندک شکر نعمتهای خدای را به جا می‌آرید.///و به راستی که به شما در زمین تمکن داده بودیم و برایتان در آن انواع معاش پدید آورده بودیم، چه اندک سپاس می‌گزارید///ما تسلط و مالکیت و حکومت بر زمین را برای شما قرار دادیم؛ و انواع وسایل زندگی را برای شما فراهم ساختیم؛ اما کمتر شکرگزاری می‌کنید!///همانا جایگزین ساختیم شما را در زمین و نهادیم در آن روزیهائی برای شما چه کم شکرگزارید///و به‌راستی ما شما را در زمین همواره تمکین (در حد امکان و توانتان) دادیم و برای شما در آن وسایلی برای معیشت نهادیم؛ (اما) چه‌کم سپاسگزاری می‌کنید. quran_en_fa It is We Who created you and gave you shape; then We bade the angels prostrate to Adam, and they prostrate; not so Iblis; He refused to be of those who prostrate. و شما را آفریدیم، سپس شما را صورت‌گری کردیم، آن گاه به فرشتگان گفتیم: بر آدم سجده کنید؛ بی درنگ همه سجده کردند، جز ابلیس که از سجده کنندگان نبود.///و شما را آفریدیم، سپس شما را صورت‌گری کردیم، آن گاه به فرشتگان گفتیم: بر آدم سجده کنید؛ بی درنگ همه سجده کردند، جز ابلیس که از سجده کنندگان نبود.///و شما را بیافریدیم، و صورت بخشیدیم، آنگاه به فرشتگان گفتیم: آدم را سجده کنید. همه، جز ابلیس، سجده کردند و ابلیس در شمار سجده‌کنندگان نبود.///و همانا ما شما را خلق کردیم، سپس صورتتان بخشیدیم، آن‌گاه به فرشتگان گفتیم: براى آدم سجده کنید پس سجده کردند جز ابلیس که از سجده کنندگان نشد///و در حقیقت، شما را خلق کردیم، سپس به صورتگرى شما پرداختیم؛ آنگاه به فرشتگان گفتیم: «براى آدم سجده کنید.» پس [همه‌] سجده کردند، جز ابلیس که از سجده‌کنندگان نبود.///ما شما را آفریدیم، سپس صورت‌بندى کردیم، سپس به فرشتگان گفتیم: «براى آدم خضوع کنید!» آنها سجده کردند، جز ابلیس که از سجده‌کنندگان نبود.///و همانا شما آدمیان را بیافریدیم و آن گاه که بدین صورت کامل آراستیم، فرشتگان را به سجده آدم مأمور کردیم، همه سجده کردند جز شیطان که از جمله سجده کنندگان نبود.///و به راستی که شما را آفریدیم و صورت و سامان بخشیدیم، آنگاه به فرشتگان گفتیم بر آدم سجده برید، همه سجده بردند مگر ابلیس که از سجده‌کنندگان نبود///ما شما را آفریدیم؛ سپس صورت بندی کردیم؛ بعد به فرشتگان گفتیم: «برای آدم خضوع کنید!» آنها همه سجده کردند؛ جز ابلیس که از سجده‌کنندگان نبود.///و همانا آفریدیمتان پس صورتگریتان کردیم و سپس گفتیم به فرشتگان سجده کنید برای آدم پس سجده کردند جز ابلیس که نشد از سجده‌کنندگان‌///و به‌راستی شما را به‌درستی خلق کردیم. سپس به صورتگری شما پرداختیم. پس از آن به فرشتگان گفتیم: «برای (شکرانه‌ی تعلیم) آدم (برای من) سجده کنید.» پس (همه) سجده کردند، جز ابلیس (که) از سجده‌کنندگان نبود. quran_en_fa (Allah) said: "What prevented thee from prostrating when I commanded thee?" He said: "I am better than he: Thou didst create me from fire, and him from clay." خدا فرمود: هنگامی که تو را امر کردم، چه چیز تو را مانع شد که سجده نکردی؟ گفت: من از او بهترم، مرا از آتش پدید آورده‌ای و او را از گل آفریدی.///خدا فرمود: هنگامی که تو را امر کردم، چه چیز تو را مانع شد که سجده نکردی؟ گفت: من از او بهترم، مرا از آتش پدید آورده‌ای و او را از گل آفریدی.///خدا گفت: وقتى تو را به سجده فرمان دادم، چه چیز تو را از آن بازداشت؟ گفت: من از او بهترم، مرا از آتش آفریده‌اى و او را از گل.///فرمود: چه چیز تو را از سجده کردن بازداشت وقتى که به تو امر کردم؟ گفت: من از او بهترم مرا از آتش آفریدى و او را از گل///فرمود: «چون تو را به سجده امر کردم چه چیز تو را باز داشت از اینکه سجده کنى؟» گفت: «من از او بهترم. مرا از آتشى آفریدى و او را از گل آفریدى.»///[خداوند به او] فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنى؟» گفت: «من از او بهترم! مرا از آتش آفریده‌اى و او را از خاک!»///خدای متعال بدو فرمود: چه چیز تو را مانع از سجده (آدم) شد که چون تو را امر کردم نافرمانی کردی؟ پاسخ داد که من از او بهترم، که مرا از آتش و او را از خاک آفریده‌ای.///فرمود چون تو را امر به سجده کردم چه چیز تو را بازداشت که سجده نکردی؟ گفت برای اینکه من بهتر از او هستم، مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل‌///(خداوند به او) فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟» گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل!»///گفت چه چیز بازداشتت که سجده نیاوردی گاهی که فرمودیمت گفت که من بهترم از او مرا از آتش آفریدی و او را از گل‌///(خدا) فرمود: «چون تو را به سجده امر کردم چه چیز تو را بازداشت از اینکه (برای من) سجده کنی‌؟» گفت: «من از او بهترم، مرا از آتشی و او را از گلی آفریدی.» quran_en_fa (Allah) said: "Get thee down from this: it is not for thee to be arrogant here: get out, for thou art of the meanest (of creatures)." خدا فرمود: از این جایگاه و منزلتت [که عرصه فروتنی و فرمانبرداری است] فرود آی؛ زیرا تو را نرسد که در این جایگاه بلند، بزرگ منشی کنی پس بیرون شو که قطعا از خوارشدگانی.///خدا فرمود: از این جایگاه و منزلتت [که عرصه فروتنی و فرمانبرداری است] فرود آی؛ زیرا تو را نرسد که در این جایگاه بلند، بزرگ منشی کنی پس بیرون شو که قطعا از خوارشدگانی.///گفت: از این مقام فرو شو. تو را چه رسد که در آن گردنکشى کنى؟ بیرون رو که تو از خوارشدگانى.///گفت: از آن جا فرو شو، که تو را نرسد در آن تکبر نمایى پس بیرون شو که تو از فرومایگانى///فرمود: «از آن [مقام‌] فرو شو، تو را نرسد که در آن [جایگاه‌] تکبر نمایى. پس بیرون شو که تو از خوارشدگانى.»///گفت: «از آن [مقام و مرتبه] فرود آى! تو حق ندارى در آن [جایگاه] تکبر بورزى. بیرون رو که تو از افراد پست و کوچکى!»///خدا به شیطان فرمود: از این مقام فرود آ، که تو را نرسد که در این مقام بزرگی و نخوت ورزی، بیرون شو که تو از زمره پست‌ترین فرومایگانی.///فرمود پس از آنجا [بهشت یا آسمان‌] پایین رو که تو را نرسد که در آن بزرگی بفروشی، بیرون شو که تو خرد و خواری‌///گفت: «از آن (مقام و مرتبه‌ات) فرود آی! تو حق نداری در آن (مقام و مرتبه) تکبر کنی! بیرون رو، که تو از افراد پست و کوچکی!///گفت فرود شو از آن نرسد تو را که کبر ورزی در آن پس برون شو که توئی از سرافکندگان‌///فرمود: «پس از این جایگاه فرو شو. پس تو را نرسد که در آن تکبر نمایی. پس برون شو که تو بی‌گمان از خواران و بی‌مقدارانی.» quran_en_fa He said: "Give me respite till the day they are raised up." گفت: مرا تا روزی که [مردگان] برانگیخته شوند، مهلت ده.///گفت: مرا تا روزی که [مردگان] برانگیخته شوند، مهلت ده.///گفت: مرا تا روز قیامت که زنده مى‌شوند مهلت ده.///گفت: مرا تا روزى که [مردم‌] برانگیخته مى‌شوند مهلت ده///گفت: «مرا تا روزى که [مردم‌] برانگیخته خواهند شد مهلت ده.»///[ابلیس] گفت: «مرا تا روز رستاخیز مهلت ده.»///شیطان گفت: (حال که رانده درگاه شدم) مرا تا به روزی که خلایق برانگیخته شوند مهلت ده.///گفت [پس‌] تا روزی که [مردمان‌] برانگیخته شوند مرا مهلت ده‌///گفت: «مرا تا روزی که (مردم) برانگیخته می‌شوند مهلت ده (و زنده بگذار!)»///گفت مهلتم ده تا روزی که برانگیخته شوند///گفت: «مرا تا روزی که (مکلفان) برانگیخته خواهند شد مهلت ده.» quran_en_fa (Allah) said: "Be thou among those who have respite." خدا فرمود: البته تو از مهلت یافتگانی.///خدا فرمود: البته تو از مهلت یافتگانی.///گفت: تو از مهلت‌یافتگانى.///گفت: همانا تو از مهلت یافتگانى///فرمود: «تو از مهلت‌یافتگانى.»///فرمود: «تو از مهلت داده‌شدگانى!»///خدا فرمود: البته مهلت خواهی داشت.///فرمود تو از مهلت یافتگانی‌///فرمود: «تو از مهلت داده شدگانی!»///گفت همانا توئی از مهلت‌دادگان‌///فرمود: «همانا تو از مهلت‌یافتگانی.» quran_en_fa He said: "Because thou hast thrown me out of the way, lo! I will lie in wait for them on thy straight way: گفت: به سبب اینکه مرا به بیراهه و گمراهی انداختی، یقینا بر سر راه راست تو [که رهروانش را به سعادت ابدی می‌رساند] در کمین آنان خواهم نشست.///گفت: به سبب اینکه مرا به بیراهه و گمراهی انداختی، یقینا بر سر راه راست تو [که رهروانش را به سعادت ابدی می‌رساند] در کمین آنان خواهم نشست.///گفت: حال که مرا نومید ساخته‌اى، من هم ایشان را از راه راست تو منحرف مى‌کنم.///گفت: پس به خاطر این که مرا به بیراهه افکندى، من هم براى [گمراهى‌] آنها حتما بر سر راه راست تو خواهم نشست///گفت: «پس به سبب آنکه مرا به بیراهه افکندى، من هم براى [فریفتن‌] آنان حتما بر سر راه راست تو خواهم نشست.///گفت: «اکنون که مرا گمراه ساختى، من بر سر راه مستقیم تو براى آنها کمین مى‌کنم.///شیطان گفت که چون تو مرا گمراه کردی من نیز البته در کمین بندگانت در سر راه راست تو می‌نشینم.///گفت پروردگارا از آنجا که مرا فریفتی، بر سر راه راست تو در کمین آنان [بندگان‌] می‌نشینم‌///گفت: «اکنون که مرا گمراه ساختی، من بر سر راه مستقیم تو، در برابر آنها کمین می‌کنم!///گفت پس بدانکه مرا گمراه کردی همانا در کمینشان نشینم بر راه راست تو///گفت: «پس از آن رو که مرا به بی‌راهه افکندی من نیز همواره برای (گمراه کردن) شان بر سر راه راستت همی می‌نشینم.» ‌ quran_en_fa "Then will I assault them from before them and behind them, from their right and their left: Nor wilt thou find, in most of them, gratitude (for thy mercies)." سپس از پیش رو و پشت سر و از طرف راست و از جانب چپشان بر آنان می‌تازم و [تا جایی آنان را دچار وسوسه و اغواگری می‌کنم که] بیشترشان را سپاس گزار نخواهی یافت.///سپس از پیش رو و پشت سر و از طرف راست و از جانب چپشان بر آنان می‌تازم و [تا جایی آنان را دچار وسوسه و اغواگری می‌کنم که] بیشترشان را سپاس گزار نخواهی یافت.///آنگاه از پیش و از پس و از چپ و راست بر آنها مى‌تازم. و بیشترینشان را شکرگزار نخواهى یافت.///آن‌گاه از پیش روى و پشت سرشان و از طرف راست و چپشان به سراغ آنها مى‌آیم، و اکثرشان را سپاسگزار نخواهى یافت/// «آنگاه از پیش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‌تازم، و بیشترشان را شکرگزار نخواهى یافت.»///سپس از پیش رو و از پشت سر و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغشان مى‌روم. و بیشتر آنها را شکرگزار نخواهى یافت.»///آن گاه از پیش روی و از پشت سر و طرف راست و چپ آنان در می‌آیم (و هر یک از قوای عامله و ادراکی آنها را به میل باطل می‌کشم)، و بیشتر آنان را شکر گزار نعمتت نخواهی یافت.///آنگاه از پیش و پس و راست و چپشان به سروقتشان می‌روم، و بیشترشان را سپاسگزار نخواهی یافت‌///سپس از پیش رو و از پشت سر، و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغشان می‌روم؛ و بیشتر آنها را شکرگزار نخواهی یافت!»///سپس بر ایشان درآیم از پیش رویشان و از پشت سرشان و از راستها و چپهای ایشان و نیابی بیشتر ایشان را شکرگزاران‌///. «سپس بی‌گمان از پیش رویشان [: آخرت] و از پشت سرشان [: دنیا] و از طرف راستشان [: دینشان] و از طرف چپشان [: شهواتشان] همواره بر آنها می‌تازم و بیشترشان را شکرگزار نخواهی یافت.» quran_en_fa (Allah) said: "Get out from this, disgraced and expelled. If any of them follow thee,- Hell will I fill with you all. خدا فرمود: از این جایگاه و منزلتت نکوهیده و مطرود بیرون شو که قطعا هر که از آنان از تو پیروی کند، بی تردید جهنم را از همه شما لبریز خواهم کرد.///خدا فرمود: از این جایگاه و منزلتت نکوهیده و مطرود بیرون شو که قطعا هر که از آنان از تو پیروی کند، بی تردید جهنم را از همه شما لبریز خواهم کرد.///گفت: از اینجا بیرون شو، منفور مطرود. از کسانى که پیروى تو گزینند و از همه شما جهنم را خواهم انباشت.///فرمود: نکوهیده و مطرود از آن [مقام‌] بیرون شو که هر کس از آنان تو را پیروى کند، بى‌تردید جهنم را از همه شما پر خواهم کرد///فرمود: «نکوهیده و رانده، از آن [مقام‌] بیرون شو؛ که قطعا هر که از آنان از تو پیروى کند، جهنم را از همه شما پر خواهم کرد.»///فرمود: «از آن [مقام] با ننگ و عار و خوارى بیرون رو! و سوگند یاد مى‌کنم که هر کس از آنها، تو را پیروى کند، جهنم را از شما همگى پر مى‌کنم!///خدا گفت: از این مقام بیرون شو که تو نکوهیده و رانده درگاه مایی، هر که از فرزندان آدم تو را پیروی کند جهنم را از تو و آنان به یقین پر می‌گردانم.///فرمود از آنجا نکوهیده و سرشکسته بیرون شو [و بدان که‌] جهنم را از پیروان تو و همگی شما آکنده خواهم ساخت‌///فرمود: «از آن (مقام)، با ننگ و عار و خواری، بیرون رو! و سوگند یاد می‌کنم که هر کس از آنها از تو پیروی کند، جهنم را از شما همگی پر می‌کنم!///گفت برون شو از آن نکوهیده سرافکنده هر آنکه تو را پیروی کند از ایشان همانا پر سازم دوزخ را از شما همگی‌///فرمود: «از این بهشت در حالی‌که مذمت شده (و) رانده گشته‌ای برون شو. بی‌گمان کسی از آنان که از تو پیروی کند، همانا جهنم را از همه‌ی شما (ابلیسیان) همواره پر‌خواهم کرد.» quran_en_fa "O Adam! dwell thou and thy wife in the Garden, and enjoy (its good things) as ye wish: but approach not this tree, or ye run into harm and transgression." و [گفتیم:] ای آدم! تو و همسرت در این بهشت سکونت گیرید، و از هر جا [و هر نوع میوه‌ای] که خواستید بخورید، و به این درخت نزدیک مشوید که ازستمکاران [بر خود] خواهید شد.///و [گفتیم:] ای آدم! تو و همسرت در این بهشت سکونت گیرید، و از هر جا [و هر نوع میوه‌ای] که خواستید بخورید، و به این درخت نزدیک مشوید که ازستمکاران [بر خود] خواهید شد.///اى آدم، تو و همسرت در بهشت مکان گیرید. از هر جا که خواهید بخورید ولى به این درخت نزدیک مشوید که در شمار بر خویش ستم‌کنندگان خواهید شد.///و اى آدم! تو با همسر خویش در آن باغ منزل کن، و از هر جا که خواهید بخورید، ولى به این یک درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید شد/// «و اى آدم! تو با جفت خویش در آن باغ سکونت گیر، و از هر جا که خواهید بخورید، و [لى‌] به این درخت نزدیک مشوید که از ستمکاران خواهید شد.»///و اى آدم! تو و همسرت در بهشت ساکن شوید و از هر جا که خواستید بخورید؛ اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید شد.»///و ای آدم، تو با جفتت در بهشت منزل گزینید و از هر جا (و هر چه) بخواهید تناول کنید و لیکن نزدیک این درخت نروید (درخت گندم یا انگور یا سیب یا غیره) که از ستمکاران خواهید گشت.///و ای آدم تو و همسرت در بهشت بیارامید و از هر جا [هر چه‌] که خواستید بخورید، ولی به این درخت نزدیک نشوید وگرنه از ستمکاران خواهید بود///و ای آدم! تو و همسرت در بهشت ساکن شوید! و از هر جا که خواستید، بخورید! اما به این درخت نزدیک نشوید، که از ستمکاران خواهید بود!»///و ای آدم بیارام تو و همسرت در بهشت پس بخورید از هرجا خواهید و نزدیک نشوید بدین درخت که می‌شوید از ستمگران‌///«و ای آدم! تو با همسر خویش در (این) باغ سردرهم سکونت گیر، پس از هر جا و هرگونه که بخواهید (از خوردنی‌هایش) بخورید، و به این درخت نزدیک مشوید که (در این صورت) از ستمکاران می‌شوید.» quran_en_fa Then began Satan to whisper suggestions to them, bringing openly before their minds all their shame that was hidden from them (before): he said: "Your Lord only forbade you this tree, lest ye should become angels or such beings as live for ever." پس شیطان، آن دو را وسوسه کرد تا آنچه از شرمگاه بدنشان بر آنان پوشیده بود نمایان کند، [وسوسه‌اش این بود که به هر دو] گفت: پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر از این جهت که مبادا دو فرشته گردید، یا از جاودانان شوید.///پس شیطان، آن دو را وسوسه کرد تا آنچه از شرمگاه بدنشان بر آنان پوشیده بود نمایان کند، [وسوسه‌اش این بود که به هر دو] گفت: پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر از این جهت که مبادا دو فرشته گردید، یا از جاودانان شوید.///پس شیطان آن دو را وسوسه کرد، تا شرمگاهشان را که از آنها پوشیده بود در نظرشان آشکار کند. و گفت: پروردگارتان شما را از این درخت منع کرد تا مباد از فرشتگان یا جاویدانان شوید.///پس شیطان آن دو را وسوسه کرد تا زشتى‌هاى پوشیده‌ى آنان را برایشان نمایان کند، و گفت: پروردگارتان شما را از این درخت منع نکرد جز براى آن که [مبادا] فرشته گردید یا از جاودانان شوید///پس شیطان، آن دو را وسوسه کرد تا آنچه را از عورتهایشان برایشان پوشیده مانده بود، براى آنان نمایان گرداند؛ و گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت منع نکرد، جز [براى‌] آنکه [مبادا] دو فرشته گردید یا از [زمره‌] جاودانان شوید.»///سپس شیطان آنها را وسوسه کرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشکار سازد و گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت نهى نکرده، مگر به خاطر این که فرشته شوید یا جاودانه [در بهشت] بمانید!.»///آن گاه شیطان، آدم و حوا هر دو را به وسوسه فریب داد تا زشتیهایشان را که از آنان پوشیده بود بر ایشان پدیدار کند و گفت: خدایتان شما را از این درخت نهی نکرد جز برای اینکه مبادا (در بهشت) دو فرشته شوید یا عمر جاودان یابید.///آنگاه شیطان آنان را وسوسه کرد تا سرانجام عورتشان را که از دید آنان پوشیده بود، آشکار کند، و گفت پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرد مگر از آن روی که [با خوردن از میوه آن‌] دو فرشته شوید یا از جاودانگان گردید///سپس شیطان آن دو را وسوسه کرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشکار سازد؛ و گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر بخاطر اینکه (اگر از آن بخورید،) فرشته خواهید شد، یا جاودانه (در بهشت) خواهید ماند!»///پس بفریفتشان شیطان تا بنمایاند بدیشان آنچه را نهان بود از ایشان از عورتهای ایشان و گفت همانا نهی نکرده است شما را پروردگارتان از این درخت مگر تا نباشید دو فرشته یا باشید از جاودانان‌///پس شیطان، برای آن دو وسوسه کرد تا آنچه را از عورت‌هایشان از ایشان پوشیده مانده بود برایشان نمایان گرداند و گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت منع نکرد، جز برای آنکه (مبادا) دو فرشته گردید، یا از (زمره‌ی) جاودانان باشید.» quran_en_fa And he swore to them both, that he was their sincere adviser. و برای هر دو سوگند سخت و استوار یاد کرد که یقینا من برای شما از خیر خواهانم [و قصد فریب شما را ندارم.]///و برای هر دو سوگند سخت و استوار یاد کرد که یقینا من برای شما از خیر خواهانم [و قصد فریب شما را ندارم.]///و برایشان سوگند خورد که نیکخواه شمایم.///و براى آنها سوگند یاد کرد که: من قطعا از خیر خواهان شما هستم///و براى آن دو سوگند یاد کرد که: من قطعا از خیرخواهان شما هستم.///و براى آنها سوگند یاد کرد که: «من خیرخواه شما هستم!»///و بر آنان سوگند یاد کرد که من خیر خواه شما هستم.///و برای آنان سوگند یاد کرد که من از خیرخواهان شما هستم‌///و برای آنها سوگند یاد کرد که من برای شما از خیرخواهانم.///و سوگند آوردشان که منم برای شما از اندرزدهندگان‌///و برای آن دو سوگند یاد کرد که: «من به‌راستی همواره از خیرخواهان شمایم.» quran_en_fa So by deceit he brought about their fall: when they tasted of the tree, their shame became manifest to them, and they began to sew together the leaves of the garden over their bodies. And their Lord called unto them: "Did I not forbid you that tree, and tell you that Satan was an avowed enemy unto you?" پس آن دو را با مکر و فریب از مقام و منزلتشان فرود آورد [و به خوردن درخت ممنوعه نزدیک کرد]، هنگامی که از آن درخت چشیدند، شرمگاه بدنشان بر دو نفرشان نمایان شد و هر دو دست به کار چسبانیدن برگ [درختان] بهشت به خود شدند؛ و پروردگارشان بر آن دو بانگ زد: آیا من شما را از آن درخت نهی نکردم، وبه شما نگفتم: بی تردید شیطان برای شما دشمنی آشکار است؟!///پس آن دو را با مکر و فریب از مقام و منزلتشان فرود آورد [و به خوردن درخت ممنوعه نزدیک کرد]، هنگامی که از آن درخت چشیدند، شرمگاه بدنشان بر دو نفرشان نمایان شد و هر دو دست به کار چسبانیدن برگ [درختان] بهشت به خود شدند؛ و پروردگارشان بر آن دو بانگ زد: آیا من شما را از آن درخت نهی نکردم، وبه شما نگفتم: بی تردید شیطان برای شما دشمنی آشکار است؟!///و آن دو را بفریفت و به پستى افکند. چون از آن درخت خوردند شرمگاه‌هایشان آشکار شد و به پوشیدن خویش از برگهاى بهشت پرداختند. پروردگارشان ندا داد: آیا شما را از آن درخت منع نکرده بودم و نگفته بودم که شیطان به آشکارا دشمن شماست؟///پس آن دو را با فریب به سقوط کشانید پس چون از آن درخت چشیدند، زشتى‌هاشان بر آنان آشکار شد و بر آن شدند که با برگ‌هاى بهشت، خویشتن را بپوشانند، و پروردگارشان آنها را ندا داد: مگر شما را از آن درخت منع نکردم و به شما نگفتم که شیطان دشمن آشکار شماست///پس آن دو را با فریب به سقوط کشانید؛ پس چون آن دو از [میوه‌] آن درخت [ممنوع‌] چشیدند، برهنگى‌هایشان بر آنان آشکار شد، و به چسبانیدن برگ‌ [هاى درختان‌] بهشت بر خود آغاز کردند، و پروردگارشان بر آن دو بانگ بر زد: «مگر شما را از این درخت منع نکردم و به شما نگفتم که در حقیقت شیطان براى شما دشمنى آشکار است.»///و به این ترتیب، آنها را با فریب [از مقامشان] فرود آورد. و هنگامى که از آن درخت چشیدند، اندامشان [که پنهان بود،] براى آنها آشکار شد و شروع کردند به قرار دادن برگهاى [درختان] بهشتى بر یکدیگر، تا آن را بپوشانند. و پروردگارشان آنها را ندا داد که: «آیا شما را از آن درخت نهى نکردم؟ و نگفتم شیطان براى شما دشمن آشکارى است؟»///پس آنان را به فریب و دروغی (از آن مقام بلند) فرود آورد، پس چون از آن درخت تناول کردند زشتیهایشان (مانند عورات و سایر زشتیهای پنهان) بر آنان آشکار گردید و بر آن شدند که از برگ درختان بهشت خود را بپوشانند، و پروردگارشان آنها را ندا کرد که آیا من شما را از این درخت منع نکردم و نگفتم که شیطان دشمن آشکار شماست؟///آنگاه آنان را فریبکارانه به طمع انداخت و چون از [میوه‌] آن درخت خوردند، عورتهایشان بر آنان آشکار شد و بر آنها از برگ [درختان‌] بهشتی می‌چسباندند [تا پوشیده شود] و پروردگارشان به آنان ندا در داد که مگر شما را از این درخت نهی نکرده بودم و به شما نگفته بودم که شیطان دشمن آشکار شماست‌///و به این ترتیب، آنها را با فریب (از مقامشان) فرودآورد. و هنگامی که از آن درخت چشیدند، اندامشان [= عورتشان‌] بر آنها آشکار شد؛ و شروع کردند به قرار دادن برگهای (درختان) بهشتی بر خود، تا آن را بپوشانند. و پروردگارشان آنها را نداد داد که: «آیا شما را از آن درخت نهی نکردم؟! و نگفتم که شیطان برای شما دشمن آشکاری است؟!»///پس سرنگونشان ساخت به فریب تا گاهی که چشیدند از آن درخت پدیدار شد برای ایشان عورتهاشان و آغاز کردند گرد می‌آوردند بر خود از برگهای بهشت و بانگ زد بدیشان پروردگارشان که آیا نهی نکردم شما را از این درخت و نگفتم به شما که شیطان برای شما دشمنی است آشکار///پس آن دو را با دلو فریب (به چاه سقوط‌) افکند. پس چون آن دو از آن درخت (ممنوع) چشیدند، زشتی‌هایشان برایشان آشکار شد و به چسبانیدن برگ آن باغ بر خود نزدیک شدند و پروردگارشان آن دو را بانگ زد: «مگر شما را از این درخت منع نکردم و به شما نگفتم (که‌) شیطان بی‌گمان برای شما دشمنی آشکارگر است‌؟» quran_en_fa They said: "Our Lord! We have wronged our own souls: If thou forgive us not and bestow not upon us Thy Mercy, we shall certainly be lost." گفتند: پروردگارا! ما بر خود ستم ورزیدیم، و اگر ما را نیامرزی و به ما رحم نکنی مسلما از زیانکاران خواهیم بود.///گفتند: پروردگارا! ما بر خود ستم ورزیدیم، و اگر ما را نیامرزی و به ما رحم نکنی مسلما از زیانکاران خواهیم بود.///گفتند: اى پروردگار ما، به خود ستم کردیم و اگر ما را نیامرزى و بر ما رحمت نیاورى از زیان‌دیدگان خواهیم بود.///گفتند: پروردگارا! ما بر خویشتن ستم کردیم، و اگر بر ما نبخشایى و به ما رحم نکنى، بى‌شک از زیانکاران خواهیم شد///گفتند: «پروردگارا، ما بر خویشتن ستم کردیم، و اگر بر ما نبخشایى و به ما رحم نکنى، مسلما از زیانکاران خواهیم بود.»///گفتند: «پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم.» «و اگر ما را نبخشى و بر ما رحم نکنى، از زیانکاران خواهیم بود.»///گفتند: خدایا، ما بر خویش ستم کردیم و اگر تو ما را نبخشی و به ما رحمت و رأفت نفرمایی سخت از زیانکاران خواهیم بود.///گفتند پروردگارا بر خود ستم کرده‌ایم و اگر بر ما نبخشایی و رحمت نیاوری بی‌شک از زیانکاران خواهیم بود///گفتند: «پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود!»///گفتند بار پروردگارا ستم کردیم خویش را و اگر نیامرزی ما را و رحم نکنی بر ما هرآینه باشیم از زیانکاران‌///گفتند: «پروردگارمان! ما بر خویشتن ستم کردیم و اگر بر ما (گناهمان را) نپوشانی و به ما رحم نکنی، بی‌گمان (و) بی‌امان از زیانکاران خواهیم بود.» quran_en_fa (Allah) said: "Get ye down. With enmity between yourselves. On earth will be your dwelling-place and your means of livelihood,- for a time." خدا فرمود: از این جایگاه و مقام فرود آیید، در حالی که دشمن یکدیگرید، و برای شما در زمین تا مدتی قرارگاه و مایه برخورداری است.///خدا فرمود: از این جایگاه و مقام فرود آیید، در حالی که دشمن یکدیگرید، و برای شما در زمین تا مدتی قرارگاه و مایه برخورداری است.///گفت: فرو شوید، برخى دشمن برخى دیگر، و تا روز قیامت زمین قرارگاه و جاى تمتع شما خواهد بود.///فرمود: پایین روید که شما دشمن یکدیگرید و براى شما در زمین، تا وقتى معین قرارگاه و برخوردارى است///فرمود: «فرود آیید، که بعضى از شما دشمن بعضى [دیگر] ید؛ و براى شما در زمین، تا هنگامى [معین‌] قرارگاه و برخوردارى است.»///فرمود: «[از مقام خویش،] فرود آیید، در حالى که بعضى نسبت به بعض دیگر دشمن خواهید بود، و براى شما در زمین قرارگاه و وسیله بهره‌گیرى تا زمانى معین خواهد بود.»///خدا گفت: (از بهشت) فرود آیید که برخی با برخی دیگر مخالف و دشمنید، و زمین تا هنگامی معین (یعنی وقت مرگ و قیامت) جایگاه شماست.///فرمود پایین روید -برخی دشمن برخی دیگرو در روی زمین تا وقت معین آرامشگاه و بهره‌مندی دارید///فرمود: «(از مقام خویش،) فرود آیید، در حالی که بعضی از شما نسبت به بعض دیگر، دشمن خواهید بود! (شیطان دشمن شماست، و شما دشمن او!) و برای شما در زمین، قرارگاه و وسیله بهره‌گیری تا زمان معینی خواهد بود.»///گفت فرودشوید گروهی از شما دشمن گروهی و شما را است در زمین قرارگاه و بهره‌ای تا زمانی‌///فرمود: «(هرسه) فرود آیید، حال آنکه بعضی از شما دشمن بعضی دیگرید و برای شما در زمین تا هنگامی (معین) قرارگاه و برخورداری است.» quran_en_fa He said: "Therein shall ye live, and therein shall ye die; but from it shall ye be taken out (at last)." پروردگار فرمود: در آن زندگی می‌کنید، و در آن می‌میرید، و از آن بیرون می‌آیید.///پروردگار فرمود: در آن زندگی می‌کنید، و در آن می‌میرید، و از آن بیرون می‌آیید.///گفت: در آنجا زندگى خواهید کرد و در آنجا خواهید مرد و از آن بیرون آورده شوید.///فرمود: در آن زندگى مى‌کنید و در آن مى‌میرید و از آن بیرون آورده مى‌شوید///فرمود: «در آن زندگى مى‌کنید و در آن مى‌میرید و از آن برانگیخته خواهید شد.»///فرمود: در آن [زمین] زنده می‌شوید و در آن می‌میرید و از آن [در رستاخیز] بیرون خواهید آمد.///خدا گفت: در این زمین زندگانی کنید و در آن بمیرید و هم از آن باز برانگیخته گردید.///فرمود در همانجا زندگی می‌کنید و همانجا می‌میرید و از همانجا شما را برمی‌انگیزند///فرمود: «در آن [= زمین‌] زنده می‌شوید؛ و در آن می‌میرید؛ و (در رستاخیز) از آن خارج خواهید شد.»///گفت در آن زندگی می‌کنید و در آن می‌میرید و از آن بیرون آورده شوید///فرمود: «در آن زندگی می‌کنید و در آن می‌میرید و از آن بیرون برده می‌شوید.» quran_en_fa O ye Children of Adam! We have bestowed raiment upon you to cover your shame, as well as to be an adornment to you. But the raiment of righteousness,- that is the best. Such are among the Signs of Allah, that they may receive admonition! ای فرزندان آدم! ما لباسی که شرمگاهتان را می‌پوشاند، و لباسی فاخر و گران که مایه زینت و جمال است، برای شما نازل کردیم؛ و لباس تقوا [که انسان را از آلودگی‌های ظاهر و باطن بازمی دارد] بهتر است، و این [لباس که با استفاده از آن انسان به سعادت ابدی می‌رسد] از نشانه‌های خداست، باشد که متذکر [این حقیقت] شوند.///ای فرزندان آدم! ما لباسی که شرمگاهتان را می‌پوشاند، و لباسی فاخر و گران که مایه زینت و جمال است، برای شما نازل کردیم؛ و لباس تقوا [که انسان را از آلودگی‌های ظاهر و باطن بازمی دارد] بهتر است، و این [لباس که با استفاده از آن انسان به سعادت ابدی می‌رسد] از نشانه‌های خداست، باشد که متذکر [این حقیقت] شوند.///اى فرزندان آدم، براى شما جامه‌اى فرستادیم تا شرمگاهتان را بپوشد و نیز جامه زینت. و جامه پرهیزگارى از هر جامه‌اى بهتر است. و این یکى از آیات خداست، باشد که پند گیرند.///اى فرزندان آدم! به راستى ما براى شما لباسى فرو فرستادیم که هم زشتى‌هاى شما را مى‌پوشاند و هم زینت شماست ولى جامه تقوا همان بهتر است. این از آیت‌هاى خداست، باشد که پند گیرند///اى فرزندان آدم، در حقیقت، ما براى شما لباسى فرو فرستادیم که عورتهاى شما را پوشیده مى‌دارد و [براى شما] زینتى است، و [لى‌] بهترین جامه، [لباس‌] تقوا است. این از نشانه‌هاى [قدرت‌] خداست، باشد که متذکر شوند.///اى فرزندان آدم! لباسى براى شما فرو فرستادیم که اندام شما را می‌پوشاند و مایه‌ی زینت شماست و لباس پرهیزکارى بهتر است. اینها [همه] از آیات خداست، شاید متذکر [نعمت‌هاى او] شوند.///ای فرزندان آدم، محققا ما لباسی که ستر عورات شما کند و جامه‌هایی که به آن تن را بیارایید برای شما فرستادیم، و لباس تقوا نیکوترین جامه است. این سخنان همه از آیات خداست (که به بندگان فرستادیم) شاید خدا را یاد آرند.///ای فرزندان آدم، به راستی که برای شما لباسی پدید آوردیم تا هم عورت شما را بپوشاند و هم مایه تجمل باشد، ولی لباس تقوا بهتر است، این از آیات الهی است باشد که پند گیرند///ای فرزندان آدم! لباسی برای شما فرستادیم که اندام شما را می‌پوشاند و مایه زینت شماست؛ اما لباس پرهیزگاری بهتر است! اینها (همه) از آیات خداست، تا متذکر (نعمتهای او) شوند!///ای فرزندان آدم همانا فرستادیم بر شما جامه که بپوشد عورتهای شما را و ساز و برگی و لباس پرهیزکاری بهتر است این است از آیتهای خدا شاید یادآور شوند///ای فرزندان آدم! ما همواره برای شما لباسی فروفرستادیم که عورت‌هایتان را بپوشاند، (این پوشش زیرین شماست) و (نیز پوشش) زینتی (برایتان فرستادیم)؛ و (اما) بهترین جامه (ی زیرین و رویین) لباس تقوی است. این از نشانه‌های خداست، شاید به خوبی یاد آورند. quran_en_fa O ye Children of Adam! Let not Satan seduce you, in the same manner as He got your parents out of the Garden, stripping them of their raiment, to expose their shame: for he and his tribe watch you from a position where ye cannot see them: We made the evil ones friends (only) to those without faith. ای فرزندان آدم! شیطان، شما را نفریبد چنان که پدر و مادرتان را [با فریبکاریش] از بهشت بیرون کرد، لباسشان را از اندامشان بر می‌کشید تا شرمگاهشان را به آنان بنمایاند، او و دار و دسته‌اش شما را از آنجا که شما آنان را نمی‌بینید می‌بینند، ما شیاطین را سرپرست و یاران کسانی قرار دادیم که ایمان نمی‌آورند.///ای فرزندان آدم! شیطان، شما را نفریبد چنان که پدر و مادرتان را [با فریبکاریش] از بهشت بیرون کرد، لباسشان را از اندامشان بر می‌کشید تا شرمگاهشان را به آنان بنمایاند، او و دار و دسته‌اش شما را از آنجا که شما آنان را نمی‌بینید می‌بینند، ما شیاطین را سرپرست و یاران کسانی قرار دادیم که ایمان نمی‌آورند.///اى فرزندان آدم، شیطان شما را نفریبد، همچنان که پدر و مادرتان را از بهشت بیرون راند، لباس از تنشان کند تا شرمگاهشان را به ایشان بنمایاند. او و قبیله‌اش از جایى که آنها را نمى‌بینید شما را مى‌بینند. ما شیطانها را دوستان کسانى قرار دادیم که ایمان نمى‌آورند.///اى فرزندان آدم! مبادا شیطان شما را به فتنه اندازد، چنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند که جامه‌ى [بندگى‌] آنها را از تنشان بر مى‌کند تا زشتى‌شان را بر آنها نمایان کند. بى‌شک او و گروهش از آن جا که آنها را نمى‌بینید شما را مى‌بینند. ما شیاطی///اى فرزندان آدم، زنهار تا شیطان شما را به فتنه نیندازد؛ چنانکه پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند، و لباسشان را از ایشان برکند، تا عورتهایشان را بر آنان نمایان کند. در حقیقت، او و قبیله‌اش، شما را از آنجا که آنها را نمى‌بینید، مى‌بینند. ما شیاطین را دوستان کسانى قرار دادیم که ایمان نمى‌آورند.///اى فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد. آن چنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد و لباسشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد. چه این که او و همکارانش شما را مى‌بینند و شما آنها را نمى‌بینید. [اما بدانید] ما شیاطین را اولیای کسانى قرار دادیم که ایمان نمى‌آورند.///ای فرزندان آدم، مبادا شیطان شما را فریب دهد چنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد، در حالی که جامه از تن آنان بر می‌کند تا قبایح آنان را در نظرشان پدیدار کند، همانا آن شیطان و بستگانش شما را می‌بینند از جایی که شما آنها را نمی‌بینید. ما نوع شیطان را دوستدار و سرپرست کسانی قرار داده‌ایم که ایمان نمی‌آورند.///ای فرزندان آدم، شیطان شما را نفریبد، چنانکه پدر و مادر [نخستین‌] شما را از بهشت آواره کرد و لباس آنان را از آنان برکند تا عورتشان را بر ایشان آشکار کند، او و همانندانش شما را از جایی که شما آنان را نمی‌بینید، می‌بینند، ما شیاطین را سرور نامؤمنان گردانده‌ایم‌///ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد، آن گونه که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد، و لباسشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد! چه اینکه او و همکارانش شما را می‌بینند از جایی که شما آنها را نمی‌بینید؛ (اما بدانید) ما شیاطین را اولیای کسانی قرار دادیم که ایمان نمی‌آورند!///ای فرزندان آدم نفریبد شما را شیطان چنانکه برون کرد پدر و مادر شما را از بهشت برمی کند از ایشان رخت ایشان را تا بنماید بدیشان عورتهای ایشان را همانا بینند شما را او و کسانش چنانکه نبیندشان همانا گردانیدیم شیاطین را دوستانی برای آنان که ایمان نمی‌آورند///ای فرزندان آدم! زنهار تا شیطان هرگز شما را به فتنه [: آزمایشی آتشبار] نیندازد، چنان که پدر و مادرتان را از بهشت بیرون راند، حال آنکه لباسشان را (هم) از ایشان می‌کند تا عورت‌هایشان را برایشان نمایان کند. او و همانندانش بی‌گمان شما را می‌بیند، بدان‌گونه که شما آنان را نمی‌بینید. ما بی‌چون شیطان‌ها را سرپرستان و دوستان کسانی نهادیم که ایمان نمی‌آورند. quran_en_fa When they do aught that is shameful, they say: "We found our fathers doing so"; and "Allah commanded us thus": Say: "Nay, Allah never commands what is shameful: do ye say of Allah what ye know not?" چون کار زشتی مرتکب می‌شوند، می‌گویند: پدرانمان را بر آن [کار] یافتیم و خدا ما را به آن فرمان داده. بگو: یقینا خدا به کار زشت فرمان نمی‌دهد، آیا چیزی را که نمی‌دانید [از روی جهل و نادانی] به خدا نسبت می‌دهید؟!///چون کار زشتی مرتکب می‌شوند، می‌گویند: پدرانمان را بر آن [کار] یافتیم و خدا ما را به آن فرمان داده. بگو: یقینا خدا به کار زشت فرمان نمی‌دهد، آیا چیزی را که نمی‌دانید [از روی جهل و نادانی] به خدا نسبت می‌دهید؟!///چون کار زشتى کنند، گویند: پدران خود را نیز چنین یافته‌ایم و خدا ما را بدان فرمان داده است. بگو: خدا به زشتکارى فرمان نمى‌دهد. چرا چیزهایى به خدا نسبت مى‌دهید که نمى‌دانید؟///و چون کار بسیار زشتى کنند، مى‌گویند: پدران خود را بر آن یافتیم و خدا ما را بدان فرمان داده است. بگو: مسلما خدا به کار زشت فرمان نمى‌دهد، آیا چیزى را که نمى‌دانید به خدا نسبت مى‌دهید///و چون کار زشتى کنند، مى‌گویند: «پدران خود را بر آن یافتیم و خدا ما را بدان فرمان داده است.» بگو: «قطعا خدا به کار زشت فرمان نمى‌دهد، آیا چیزى را که نمى‌دانید به خدا نسبت مى‌دهید؟»///و هنگامى که کار زشتى انجام می‌دهند، می‌گویند: «پدران خود را بر این عمل دیدیم و خداوند به ما دستور داده است!» بگو: «خداوند [هرگز] دستور به عمل زشت نمى‌دهد. آیا چیزى بر خدا مى‌بندید که نمى‌دانید.»///و چون کار زشتی کنند گویند: ما پدران خود را بدین کار یافته‌ایم و خدا ما را به آن امر نموده. بگو: هرگز خدا امر به اعمال زشت نکند. آیا چیزی را که نمی‌دانید به خدا نسبت می‌دهید؟!///و [اینان‌] چون کار ناشایستی انجام دهند گویند پدران خود را بر همین شیوه یافته‌ایم، و خداوند ما را به آن فرمان داده است، بگو بی‌گمان خداوند به ناشایستی فرمان نمی‌دهد، آیا چیزی را که نمی‌دانید [به دروغ‌] به خداوند نسبت می‌دهید؟///و هنگامی که کار زشتی انجام می‌دهند می‌گویند: «پدران خود را بر این عمل یافتیم؛ و خداوند ما را به آن دستور داده است!» بگو: «خداوند (هرگز) به کار زشت فرمان نمی‌دهد! آیا چیزی به خدا نسبت می‌دهید که نمی‌دانید؟!»///و هرگاه فحشائی (ناشایسته‌ای) مرتکب شوند گویند یافتیم بر آن پدران خویش و خدایمان بدان فرمود بگو همانا خدا امر نکند به فحشاء آیا بر خدا گوئید آنچه را نمی‌دانید///و چون کار زشت تجاوزگرانه‌ای کنند، گویند: «پدران خود را بر آن یافتیم و خدا بدان فرمانمان داد.» بگو: «خدا بی‌گمان به کار زشت تجاوزگرانه فرمان نمی‌دهد. آیا چیزی را که نمی‌دانید به خدا نسبت می‌دهید؟» quran_en_fa Say: "My Lord hath commanded justice; and that ye set your whole selves (to Him) at every time and place of prayer, and call upon Him, making your devotion sincere as in His sight: such as He created you in the beginning, so shall ye return." بگو: پروردگارم به میانه روی [در همه امور و به اجتناب از افراط و تفریط] فرمان داده و [امر فرموده]: در هر مسجدی [به هنگام عبادت] روی [دل] خود را [آن گونه] متوجه خدا کنید [که از هر چیزی غیر او منقطع شود]، و او را در حالی که ایمان و عبادت را برای وی از هر گونه شرکی خالص می‌کنید بخوانید؛ همان گونه که شما را آفرید، [پس از مرگ به او] بازمی گردید.///بگو: پروردگارم به میانه روی [در همه امور و به اجتناب از افراط و تفریط] فرمان داده و [امر فرموده]: در هر مسجدی [به هنگام عبادت] روی [دل] خود را [آن گونه] متوجه خدا کنید [که از هر چیزی غیر او منقطع شود]، و او را در حالی که ایمان و عبادت را برای وی از هر گونه شرکی خالص می‌کنید بخوانید؛ همان گونه که شما را آفرید، [پس از مرگ به او] بازمی گردید.///بگو: پروردگار من به عدل فرمان داده است، و به هنگام هر نماز روى به جانب او دارید و او را با ایمان خالص بخوانید. و همچنان که شما را آفریده است باز مى‌گردید.///بگو: پروردگارم به انصاف فرمان داده است و این که نزد هر مسجدى [و هنگام هر نمازى‌] روى خود را [به سوى او] فرا دارید و خدا را با خالص کردن دین و طاعت براى او بخوانید. همان گونه که شما را پدید آورد بر مى‌گردید///بگو: «پروردگارم به دادگرى فرمان داده است، و [اینکه‌] در هر مسجدى روى خود را مستقیم [به سوى قبله‌] کنید، و در حالى که دین خود را براى او خالص گردانیده‌اید وى را بخوانید، همان گونه که شما را پدید آورد [به سوى او] برمى‌گردید.»///بگو: «پروردگارم به عدالت فرمان داده است. و توجه خویش را در هر مسجد [و به هنگام عبادت،] به سوى او کنید و او را بخوانید و دین [خود] را براى او خالص گردانید. [و بدانید] همان گونه که در آغاز شما را آفرید، [بار دیگر در رستاخیز] بازمى‌گردید.»///بگو: پروردگار من شما را به عدل و درستی امر کرده (نه به اعمال زشت)، و (نیز فرموده که) در هر عبادت روی به حضرت او آرید و خدا را از سر اخلاص در دین بخوانید چنانکه شما را در اول بیافرید دیگر بار (در محشر) به سویش باز آیید.///بگو پروردگارم به دادگری فرمان داده است، و در هر مسجدی روی دلتان را به سوی او بدارید، و او را -در حالی که دینتان را برای او پاک و پیراسته می‌داریدبخوانید، [و بدانید] همچنانکه شما را آفرید، [به سوی او] باز خواهید گشت‌///بگو: «پروردگارم امر به عدالت کرده است؛ و توجه خویش را در هر مسجد (و به هنگام عبادت) به سوی او کنید! و او را بخوانید، در حالی که دین (خود) را برای او خالص گردانید! (و بدانید) همان گونه که در آغاز شما را آفرید، (بار دیگر در رستاخیز) بازمی‌گردید!///بگو پروردگارم امر کرده است به دادگری و راست کنید رویهای خود را نزد هر پرستشگاهی و بخوانیدش پاک‌دارندگان برای او دین را بدانسان که آغازتان کرده است برمی‌گردید///بگو: «پروردگارم به قسط [: تقسیم عادلانه] فرمان داده است و (اینکه) در هر مسجدی [: سجده‌گاهی] روی‌های خود را (با استقامت برای خدا) به پا دارید و در حالی‌که طاعت خود را برای او خالص گردانیده‌اید وی را بخوانید. همان گونه که آفرینش شما را آغاز کرد (سرانجام) به سوی او باز می‌گردید.» quran_en_fa Some He hath guided: Others have (by their choice) deserved the loss of their way; in that they took the evil ones, in preference to Allah, for their friends and protectors, and think that they receive guidance. در حالی که گروهی را [به خاطر داشتن لیاقت] هدایت کرد، و گروهی [به سبب نداشتن شایستگی] گمراهی بر آنان ثابت و قطعی شد، چون اینان شیاطین را به جای خدا سرپرستان و دوستان خود گرفتند، وگمان می‌کنند که راه یافتگانند!!///در حالی که گروهی را [به خاطر داشتن لیاقت] هدایت کرد، و گروهی [به سبب نداشتن شایستگی] گمراهی بر آنان ثابت و قطعی شد، چون اینان شیاطین را به جای خدا سرپرستان و دوستان خود گرفتند، وگمان می‌کنند که راه یافتگانند!!///فرقه‌اى را هدایت کرده و فرقه‌اى گمراهى را در خورند. اینان شیطانها را به جاى خدا به دوستى گرفتند و مى‌پندارند که هدایت‌یافته‌اند.///گروهى را هدایت کرد و گروهى گمراهى بر آنها محقق شد آنها شیاطین را به جاى خدا ولى خود گرفتند و مى‌پندارند که راه یافته‌اند/// [در حالى که‌] گروهى را هدایت نموده، و گروهى گمراهى بر آنان ثابت شده است، زیرا آنان شیاطین را به جاى خدا، دوستان [خود] گرفته‌اند و مى‌پندارند که راه‌یافتگانند.///جمعى را هدایت کرده و جمعى را [که شایستگى نداشته‌اند،] گمراهى بر آنها مسلم شده است. آنها [کسانى هستند که] شیاطین را به جاى خداوند، اولیای خود انتخاب کردند و چنین گمان مى‌کنند که هدایت یافته‌اند.///گروهی را (به طاعت خود) رهنورد هدایت کرد، و گروهی (به پیروی شیطان) گمراهی بر آنان حتمی شد، چون خدا را گذارده و شیطانها را به دوستی اختیار کردند و گمان می‌کنند که به راه راست هدایت یافته‌اند.///گروهی را رهنمود و گروهی را گمراهی سزاوار است، چرا که اینان شیاطین را به جای خداوند سرور و معبود خود گرفتند و گمان می‌کنند که رهیافته‌اند///جمعی را هدایت کرده؛ و جمعی (که شایستگی نداشته‌اند،) گمراهی بر آنها مسلم شده است. آنها (کسانی هستند که) شیاطین را به جای خداوند، اولیای خود انتخاب کردند؛ و گمان می‌کنند هدایت یافته‌اند!///گروهی را هدایت کرد و بر گروهی بیفتاد گمراهی همانا ایشان برگرفتند شیاطین را دوستانی جز خدا و پنداشتند که ایشانند هدایت‌یابندگان‌///گروهی را هدایت کرد و گروهی (دیگر) گمراهی بر آنان حق (و ثابت) است، زیرا آنان شیاطین را به جای خدا، اولیا (ی خود) گرفته‌اند و می‌پندارند که همواره راه‌یافتگانند. quran_en_fa O Children of Adam! wear your beautiful apparel at every time and place of prayer: eat and drink: But waste not by excess, for Allah loveth not the wasters. ای فرزندان آدم! [هنگام هر نماز و] در هر مسجدی، آرایش و زینت [مادی و معنوی خود را متناسب با آن عمل و مکان] همراه خود برگیرید، و بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید؛ زیرا خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد.///ای فرزندان آدم! [هنگام هر نماز و] در هر مسجدی، آرایش و زینت [مادی و معنوی خود را متناسب با آن عمل و مکان] همراه خود برگیرید، و بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید؛ زیرا خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد.///اى فرزندان آدم، به هنگام هر عبادت لباس خود بپوشید. و نیز بخورید و بیاشامید ولى اسراف مکنید، که خدا اسرافکاران را دوست نمى‌دارد.///اى فرزندان آدم! نزد هر مسجدى زینت خود را برگیرید و بخورید و بنوشید و زیاده‌روى نکنید که او اسرافکاران را دوست نمى‌دارد///اى فرزندان آدم، جامه خود را در هر نمازى برگیرید، و بخورید و بیاشامید و [لى‌] زیاده‌روى مکنید که او اسرافکاران را دوست نمى‌دارد.///اى فرزندان آدم! زینت خود را هنگام رفتن به مسجد [با خود] بردارید. و بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمى‌دارد.///ای فرزندان آدم، زیورهای خود را در مقام هر عبادت به خود برگیرید و بخورید و بیاشامید و اسراف مکنید، که خدا مسرفان را دوست نمی‌دارد.///ای فرزندان آدم زینت [پوشاک‌] خود را در هر مسجد برگیرید و بخورید و بیاشامید ولی اسراف مکنید چرا که او اسرافکاران را دوست ندارد///ای فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود بردارید! و (از نعمتهای الهی) بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمی‌دارد!///ای فرزندان آدم برگیرید زینت خود را نزد هر پرستشگاهی و بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خدا دوست ندارد اسراف‌کنندگان را///ای فرزندان آدم! زینت خود را در نزد هر سجده‌گاهی برگیرید. و بخورید و بیاشامید و (اما) زیاده‌روی نکنید که او بی‌گمان اسرافکاران را دوست نمی‌دارد. quran_en_fa Say: Who hath forbidden the beautiful (gifts) of Allah, which He hath produced for His servants, and the things, clean and pure, (which He hath provided) for sustenance? Say: They are, in the life of this world, for those who believe, (and) purely for them on the Day of Judgment. Thus do We explain the signs in detail for those who understand. بگو: زینت‌های خدا و روزی‌های پاکیزه‌ای را که برای بندگانش پدید آورد، چه کسی حرام کرده؟! بگو: این [زینتها و روزی‌های پاکیزه] در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آورده‌اند [البته اگر چه غیر مؤمنان هم با آنان در بهرهوری شریکند، ولی] در قیامت فقط ویژه مؤمنان است؛ ما این گونه آیات خود را برای گروهی که می‌دانند [و اهل دانش و بصیرت اند] بیان می‌کنیم.///بگو: زینت‌های خدا و روزی‌های پاکیزه‌ای را که برای بندگانش پدید آورد، چه کسی حرام کرده؟! بگو: این [زینتها و روزی‌های پاکیزه] در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آورده‌اند [البته اگر چه غیر مؤمنان هم با آنان در بهرهوری شریکند، ولی] در قیامت فقط ویژه مؤمنان است؛ ما این گونه آیات خود را برای گروهی که می‌دانند [و اهل دانش و بصیرت اند] بیان می‌کنیم.///بگو: چه کسى لباسهایى را که خدا براى بندگانش پدید آورده، و خوردنیهاى خوش‌طعم را حرام کرده است؟ بگو: این چیزها در این دنیا براى کسانى است که ایمان آورده‌اند و در روز قیامت نیز خاص آنها باشد. آیات خدا را براى دانایان اینچنین به تفصیل بیان مى‌کنیم.///بگو: چه کسى زینت الهى را که خدا براى بندگانش پدید آورده و روزى‌هاى پاکیزه و مطبوع را حرام کرده است؟ بگو: این نعمت‌ها در زندگى دنیا براى کسانى است که ایمان آورده‌اند [هر چند دیگران نیز استفاده مى‌کنند] ولى روز قیامت مخصوص ایشان است. ما این گونه، آیات/// [اى پیامبر] بگو: «زیورهایى را که خدا براى بندگانش پدید آورده، و [نیز] روزیهاى پاکیزه را چه کسى حرام گردانیده؟» بگو: «این [نعمتها] در زندگى دنیا براى کسانى است که ایمان آورده‌اند و روز قیامت [نیز] خاص آنان مى‌باشد.» این گونه آیات [خود] را براى گروهى که مى‌دانند به روشنى بیان مى‌کنیم.///بگو: «چه کسى زینت‌هاى الهى را که براى بندگان خود آفریده و روزی‌هاى پاکیزه را حرام کرده است؟» بگو: «اینها در زندگى دنیا براى کسانى است که ایمان آورده‌اند [اگرچه کافران نیز با آنها مشارکت دارند؛ ولى] در قیامت خالص [براى مؤمنان] خواهد بود.» این چنین آیات [خود] را براى کسانى که آگاهند، شرح مى‌دهیم.///بگو: چه کسی زینت‌های خدا را که برای بندگان خود آفریده حرام کرده و از صرف رزق حلال و پاکیزه منع کرده؟ بگو: این نعمتها در دنیا برای اهل ایمان است و خالص اینها (یعنی لذات کامل بدون الم، و نیکوتر از اینها) در آخرت برای آنان خواهد بود. ما آیات خود را برای اهل دانش چنین مفصل و روشن بیان می‌کنیم.///بگو چه کسی زینت الهی را که برای بندگانش پدید آورده، و رزق پاکیزه او را حرام کرده است؟ بگو اینها در زندگانی دنیا برای مؤمنان [و نامؤمنان‌] است و در روز قیامت نیز خاص مؤمنان است، بدین‌سان آیات خود را برای اهل معرفت به روشنی بیان می‌کنیم‌///بگو: «چه کسی زینتهای الهی را که برای بندگان خود آفریده، و روزیهای پاکیزه را حرام کرده است؟!» بگو: «اینها در زندگی دنیا، برای کسانی است که ایمان آورده‌اند؛ (اگر چه دیگران نیز با آنها مشارکت دارند؛ ولی) در قیامت، خالص (برای مؤمنان) خواهد بود.» این گونه آیات (خود) را برای کسانی که آگاهند، شرح می‌دهیم!///بگو که حرام کرده است زینت خدا آن را که برون آورده است برای بندگان خویش و پاکیزه‌ها را از روزی بگو آنها از آن کسانی است که ایمان آوردند در زندگانی دنیا مخصوص بدیشان در روز رستاخیز چنین تفصیل دهیم آیتها را برای گروهی که می‌دانند///(ای پیامبر!) بگو: «زیورهای خدایی را که برای بندگانش پدید آورده -و (نیز) روزی‌های پاکیزه را- چه کسی حرام گردانیده‌؟» بگو: «این (نعمت) ها در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آورده‌اند، در حالی که روز قیامت ویژه‌ی آنان می‌باشد.» این‌گونه آیات (خود) را برای گروهی که می‌دانند جداسازی و روشن می‌کنیم. quran_en_fa Say: the things that my Lord hath indeed forbidden are: shameful deeds, whether open or secret; sins and trespasses against truth or reason; assigning of partners to Allah, for which He hath given no authority; and saying things about Allah of which ye have no knowledge. بگو: پروردگارم فقط کارهای زشت را چه آشکارش باشد و چه پنهانش، و گناه و ستم ناحق را، و اینکه چیزی را که خدا بر حقانیت آن دلیلی نازل نکرده شریک او قرار دهید، و اینکه اموری را از روی نادانی و جهالت به خدا نسبت دهید، حرام کرده است.///بگو: پروردگارم فقط کارهای زشت را چه آشکارش باشد و چه پنهانش، و گناه و ستم ناحق را، و اینکه چیزی را که خدا بر حقانیت آن دلیلی نازل نکرده شریک او قرار دهید، و اینکه اموری را از روی نادانی و جهالت به خدا نسبت دهید، حرام کرده است.///بگو: پروردگار من زشتکاریها را چه آشکار باشند و چه پنهان و نیز گناهان و افزونى‌جستن به ناحق را، حرام کرده است، و نیز حرام است چیزى را شریک خدا سازید که هیچ دلیلى بر وجود آن نازل نشده است، یا در باره خدا چیزهایى بگویید که نمى‌دانید.///بگو: پروردگار من تنها کارهاى زشت را، چه آشکار و چه پنهان، حرام کرده و گناه و زیاده‌خواهى به ناحق را، و [نیز] این که چیزهایى را که دلیلى در باره‌ى آن نازل نشده، شریک خدا سازید و یا چیزى را که نمى‌دانید به خدا نسبت دهید///بگو: «پروردگار من فقط زشتکاریها را -چه آشکارش [باشد] و چه پنهان- و گناه و ستم ناحق را حرام گردانیده است؛ و [نیز] اینکه چیزى را شریک خدا سازید که دلیلى بر [حقانیت‌] آن نازل نکرده؛ و اینکه چیزى را که نمى‌دانید به خدا نسبت دهید.///بگو: «خداوند تنها اعمال زشت را، چه آشکار باشد، چه پنهان، حرام کرده است و [همچنین] گناه و ستم به ناحق و این که چیزى را که خداوند دلیلى براى آن نازل نکرده، شریک او قرار دهید و به خدا مطلبى نسبت دهید که نمى‌دانید.»///بگو که خدای من هر گونه اعمال زشت را چه در آشکار و چه در نهان و گناهکاری و ظلم به ناحق و شرک به خدا را که بر آن شرک هیچ دلیلی نفرستاده است و این که چیزی را که نمی‌دانید به خدا نسبت دهید، همه را حرام کرده است.///بگو همانا پروردگارم ناشایستیها را، چه آشکار باشد چه پنهان، حرام کرده است، و نیز گناه و سرکشی ناحق را و اینکه برای خداوند شریک بیاورید -که در این باره هیچ حجت و برهانی نفرستاده استو نیز اینکه آنچه نمی‌دانید به خداوند دروغ ببندید///بگو: «خداوند، تنها اعمال زشت را، چه آشکار باشد چه پنهان، حرام کرده است؛ و (همچنین) گناه و ستم بناحق را؛ و اینکه چیزی را که خداوند دلیلی برای آن نازل نکرده، شریک او قرار دهید؛ و به خدا مطلبی نسبت دهید که نمی‌دانید.»///بگو جز این نیست که حرام کرده است پروردگار من فواحش را آنچه آشکار است از آنها و آنچه نهان و گناه و ستمگری را به ناحق و آنکه شریک برای خدا گردانید آنرا که نفرستاده است بدان فرمانروایی و آنکه گوئید بر خدا آنچه را نمی‌دانید///بگو: «پروردگار من فقط زشتکاری‌های متجاوز - چه آشکارش و چه پنهانش - را و گناه دنباله‌دار را و تجاوز بنا حق را حرام گردانیده است و (نیز) اینکه چیزی را شریک خدا پندارید که دلیلی بر (حقانیت) آن نازل نکرده و اینکه چیزی را که نمی‌دانید به خدا نسبت دهید.» quran_en_fa To every people is a term appointed: when their term is reached, not an hour can they cause delay, nor (an hour) can they advance (it in anticipation). برای هر امتی زمانی [معین و اجلی محدود] است، هنگامی که اجلشان سرآید، نه ساعتی پس می‌مانند و نه ساعتی پیش می‌افتند.///برای هر امتی زمانی [معین و اجلی محدود] است، هنگامی که اجلشان سرآید، نه ساعتی پس می‌مانند و نه ساعتی پیش می‌افتند.///هر امتى را مدت عمرى است. چون اجلشان فراز آید، یک ساعت پیش و پس نشوند.///و براى هر امتى دوره و مدتى است، پس چون مدتشان به سر آید لحظه‌اى پس و پیش نمى‌افتند///و براى هر امتى اجلى است؛ پس چون اجلشان فرا رسد، نه [مى‌توانند] ساعتى آن را پس اندازند و نه پیش.///براى هر قوم و جمعیتى، زمان و مدت [معینى] است. و هنگامى که مدت آنها فرارسد، نه ساعتى از آن تأخیر مى‌کنند و نه بر آن پیشى مى‌گیرند.///و هر قومی را دوره‌ای و اجل معینی است که چون اجلشان فرا رسد لحظه‌ای پس و پیش نخواهند شد.///و هر امتی را اجلی است، چون اجلشان فرارسد نه ساعتی پس افتند و نه ساعتی پیش افتند///برای هر قوم و جمعیتی، زمان و سرآمد (معینی) است؛ و هنگامی که سرآمد آنها فرا رسد، نه ساعتی از آن تأخیر می‌کنند، و نه بر آن پیشی می‌گیرند.///و برای هر ملتی است سرآمدی که هرگاه رسدشان سرآمدشان نه دیر کنند ساعتی و نه پیشی گیرند///و برای هر امتی زمانی پایانی [: اجلی] است‌؛ پس چون اجلشان فرا رسد نه (می‌توانند) لحظه‌ای (از آن) تأخیر بخواهند و نه (بر آن) پیشی جویند. quran_en_fa O ye Children of Adam! whenever there come to you messengers from amongst you, rehearsing My signs unto you,- those who are righteous and mend (their lives),- on them shall be no fear nor shall they grieve. ای فرزندان آدم! چون پیامبرانی از جنس خودتان به سویتان آیند که آیاتم را بر شما بخوانند [به آنان ایمان آورید و آیاتم را عمل کنید]؛ پس کسانی که [از مخالفت با آنان] بپرهیزند و [مفاسد خود را] اصلاح کنند، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین شوند.///ای فرزندان آدم! چون پیامبرانی از جنس خودتان به سویتان آیند که آیاتم را بر شما بخوانند [به آنان ایمان آورید و آیاتم را عمل کنید]؛ پس کسانی که [از مخالفت با آنان] بپرهیزند و [مفاسد خود را] اصلاح کنند، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین شوند.///اى فرزندان آدم، هرگاه پیامبرانى از خود شما بیایند و آیات مرا بر شما بخوانند، کسانى که پرهیزگارى کنند و به صلاح آیند بیمى بر آنها نیست و خود غمگین نمى‌شوند.///اى فرزندان آدم! چون پیامبرانى از خودتان سوى شما آیند که آیات مرا بر شما حکایت کنند، هر کس پرهیزکارى کند و به صلاح آید، نه بیمى بر آنهاست و نه غمگین شوند///اى فرزندان آدم، چون پیامبرانى از خودتان براى شما بیایند و آیات مرا بر شما بخوانند، پس هر کس به پرهیزگارى و صلاح گراید، نه بیمى بر آنان خواهد بود و نه اندوهگین مى شوند.///اى فرزندان آدم! اگر رسولانى از خود شما به سراغتان بیایند که آیات مرا براى شما بازگو کنند، [از آنها پیروى کنید؛] زیرا آنها که پرهیزکارى پیشه کنند و عمل صالح انجام دهند، نه ترسى بر آنهاست و نه غمناک مى‌شوند.///ای فرزندان آدم، چون پیغمبرانی از جنس شما بیایند و آیات مرا بر شما بخوانند، پس هر که تقوا پیشه کرد و به کار شایسته شتافت هیچ ترس و اندوهی بر آنها نخواهد بود.///ای فرزندان آدم، چون پیامبرانی از خودتان به سوی شما آمدند و آیات مرا بر شما خواندند [بدانید که‌] کسانی که تقوا و صلاح پیشه کنند، نه بیمی بر آنهاست و نه اندوهگین شوند///ای فرزندان آدم! اگر رسولانی از خود شما به سراغتان بیایند که آیات مرا برای شما بازگو کنند، (از آنها پیروی کنید؛) کسانی که پرهیزگاری پیشه کنند و عمل صالح انجام دهند (و در اصلاح خویش و دیگران بکوشند)، نه ترسی بر آنهاست و نه غمناک می‌شوند.///ای فرزندان آدم اگر بیاید شما را فرستادگانی از شما که فروخوانند بر شما آیتهای مرا پس آنکه پرهیزکاری کند و اصلاح کند نیست بیمی بر ایشان و نه اندوهگین شوند///ای فرزندان آدم! اگر به‌راستی پیامبرانی از خودتان برایتان بیایند حال آنکه آیات مرا بر شما می‌خوانند، پس هر کس پرهیزگاری و اصلاح کند، نه بیمی بر آنان خواهد بود و نه ایشان اندوهگین می‌شوند. quran_en_fa But those who reject Our signs and treat them with arrogance,- they are companions of the Fire, to dwell therein (for ever). و آنان که آیات ما را تکذیب کردند، و از پذیرفتن آنها تکبر ورزیدند اهل آتش و در آن جاودانه‌اند.///و آنان که آیات ما را تکذیب کردند، و از پذیرفتن آنها تکبر ورزیدند اهل آتش و در آن جاودانه‌اند.///و آنها که آیات ما را به دروغ نسبت داده و از آن سر برتافته‌اند اهل جهنمند و جاودانه در آن خواهند بود.///و کسانى که آیات ما را تکذیب کردند و از پذیرش آن تکبر ورزیدند، آنها اهل آتشند و در آن جاودانند///و کسانى که آیات ما را دروغ انگاشتند و از [پذیرش‌] آنها تکبر ورزیدند آنان همدم آتشند [و] در آن جاودانند.///و آنها که آیات ما را تکذیب کنند و در برابر آن تکبر ورزند، اهل دوزخند؛ جاودانه در آن خواهند ماند.///و آنان که آیات ما را تکذیب کرده و از سرکشی و تکبر سر بر آن فرود نیاوردند آنها اهل دوزخند و در آن جاوید (معذب) خواهند بود.///و کسانی که آیات ما را دروغ انگارند و در برابر آنها تکبر ورزند، اینان دوزخی‌اند و جاودانه درآنند///و آنها که آیات ما را تکذیب کنند، و در برابر آن تکبر ورزند، اهل دوزخند؛ جاودانه در آن خواهند ماند.///و آنان که تکذیب کنند آیتهای ما را و سرپیچند از آنها آنانند یاران آتش ایشانند در آن جاودانان‌///و کسانی که با آیات ما (همان‌ها و ما را) تکذیب کردند و از (پذیرش) آنها تکبر ورزیدند، ایشان همدمان آتشند (و) آنان در آن جاودانند. quran_en_fa Who is more unjust than one who invents a lie against Allah or rejects His Signs? For such, their portion appointed must reach them from the Book (of decrees): until, when our messengers (of death) arrive and take their souls, they say: "Where are the things that ye used to invoke besides Allah?" They will reply, "They have left us in the lurch," And they will bear witness against themselves, that they had rejected Allah. پس ستمکارتر از کسانی که بر خدا دروغ می‌بندند، یا آیات او را تکذیب می‌کنند، کیست؟! آنانند که سهمشان از آنچه که [از نعمت‌ها] مقرر و مقدر شده به آنان می‌رسد. تا هنگامی که فرستادگان ما برای ستاندن جانشان به سویشان آیند، می‌گویند: بت‌ها و معبودهایی که به جای خدا می‌پرستیدید، کجایند؟ [تا شما را از سختی‌های مرگ و پس از آن نجات دهند] می‌گویند: از دست ما رفتند؛ و بر ضد خود گواهی دهند که کافر بوده‌اند.///پس ستمکارتر از کسانی که بر خدا دروغ می‌بندند، یا آیات او را تکذیب می‌کنند، کیست؟! آنانند که سهمشان از آنچه که [از نعمت‌ها] مقرر و مقدر شده به آنان می‌رسد. تا هنگامی که فرستادگان ما برای ستاندن جانشان به سویشان آیند، می‌گویند: بت‌ها و معبودهایی که به جای خدا می‌پرستیدید، کجایند؟ [تا شما را از سختی‌های مرگ و پس از آن نجات دهند] می‌گویند: از دست ما رفتند؛ و بر ضد خود گواهی دهند که کافر بوده‌اند.///کیست ستمکارتر از آن که به خدا دروغ بندد یا آیات او را دروغ انگارد؟ نصیبى که برایشان مقرر شده به آنها خواهد رسید. آنگاه که فرستادگان ما بیایند تا جانشان را بگیرند، مى‌پرسند: آن چیزهایى که به جاى خدا پرستش مى‌کردید، اکنون کجایند؟ گویند: تباه شدند و از دست ما رفتند. و در این حال به زیان خود شهادت دهند، که کافر بوده‌اند.///پس ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ بندد یا آیات او را تکذیب کند؟ اینان کسانى هستند که نصیبشان از آنچه مکتوب شده به ایشان خواهد رسید، تا آن‌گاه که فرستادگان ما سوى ایشان آیند که جانشان بگیرند، گویند: کجایند معبودهایى که به جاى خدا مى‌خواندید؟ گویند:///پس کیست ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ بندد یا آیات او را تکذیب کند؟ اینان کسانى هستند که نصیبشان از آنچه مقرر شده به ایشان خواهد رسید، تا آنگاه که فرشتگان ما به سراغشان بیایند که جانشان بستانند، مى‌گویند: «آنچه غیر از خدا مى‌خواندید کجاست؟» مى‌گویند: «از [چشم‌] ما ناپدید شدند» و علیه خود گواهى مى‌دهند که آنان کافر بودند.///چه کسى ستمکارتر است از آنها که بر خدا دروغ مى‌بندند یا آیات او را تکذیب مى‌نمایند؟ آنها نصیبشان را از آنچه مقدر شده [از نعمت‌ها و مواهب این جهان،] مى‌برند، تا زمانى که فرستادگان ما [فرشتگان قبض ارواح]، به سراغ آنها بروند و جانشان را بگیرند، [فرشتگان] از آنها مى‌پرسند: «کجا هستند معبودهایى که غیر از خداوند مى‌خواندید؟ [چرا به یارى شما نمى‌آیند؟]» مى‌گویند: «آنها گم شدند [و از ما دور گشتند].» و ضد خود گواهى مى‌دهند که کافر بودند!///پس کیست ستمکارتر از آن کس که بر خدای دروغ بندد یا آیات او را تکذیب کند؟ آنان از کتاب (قضا و قدر الهی یا از نامه اعمال) به بهره خویش خواهند رسید، تا هنگامی که فرستادگان ما (ملک الموت و فرشتگان قبض روح) بر آنان فرا رسند که قبض روح آنان کنند به آنان گویند: چه شدند آنهایی که به جای خدا به ربوبیت می‌خواندید (مانند بتان جمادی و غیر جمادی و هواهای نفسانی)؟ پاسخ دهند که آنها همه از نظر ما ناپدید و نابود شدند. و آنها بر زیان خویش گواهی دهند که کافر بوده‌اند.///پس کیست ستمکارتر از کسی که بر خداوند دروغ بندد و آیات او را دروغ انگارد، اینان کسانی هستند که بهره‌ای که در کتاب [لوح محفوظ] برایشان مقرر است به ایشان می‌رسد، تا آنکه فرشتگان ما به سراغشان می‌آیند و جانشان را می‌گیرند و [به آنان‌] گویند کجاست آنچه به جای خداوند می‌پرستیدید؟ پاسخ دهند ایشان از نظر ما ناپدید شدند، و بر خود گواهی دهند که کافر بوده‌اند///چه کسی ستمکارتر است از آنها که بر خدا دروغ می‌بندند، یا آیات او را تکذیب می‌کنند؟! آنها نصیبشان را از آنچه مقدر شده (از نعمتها و مواهب این جهان) می‌برند؛ تا زمانی که فرستادگان ما [= فرشتگان قبض ارواح‌] به سراغشان روند و جانشان را بگیرند؛ از آنها می‌پرسند: «کجایند معبودهایی که غیر از خدا می‌خواندید؟! (چرا به یاری شما نمی‌آیند؟!)» می‌گویند: «آنها (همه) گم شدند (و از ما دور گشتند!)» و بر ضد خود گواهی می‌دهند که کافر بودند!///پس کیست ستمگرتر از آنکه دروغ بندد بر خدا یا دروغ پندارد آیتهای او را اینان را رسد بهره ایشان از کتاب تا گاهی که درآیند بر ایشان فرستادگان ما یابندشان گویند کجا است آنکه بودید می‌خواندید جز خدا گویند گم شدند از ما و گواهی دادند بر خویشتن که ایشان کافران‌///پس کیست ستمکارتر از کسی که بر خدا افترایی دروغین زند، یا با آیات او (همان‌ها و او را) تکذیب کند؟ اینان کسانی‌اند که نصیبشان از آنچه نبشته شده به ایشان خواهد رسید تا آن‌گاه که فرشتگان ما به سراغشان بیایند. درحالی‌که جان‌هاشان را به کلی می‌ستانند (فرشتگان) گویند: «آنچه غیر از خدا می‌خوانده‌اید کجاست‌؟» گویند: «از (چشم) ما گم گشتند.» و علیه خود گواهی می‌دهند که بی‌گمان (آنان) کافران بوده‌اند! quran_en_fa He will say: "Enter ye in the company of the peoples who passed away before you - men and jinns, - into the Fire." Every time a new people enters, it curses its sister-people (that went before), until they follow each other, all into the Fire. Saith the last about the first: "Our Lord! it is these that misled us: so give them a double penalty in the Fire." He will say: "Doubled for all": but this ye do not understand. خدا می‌فرماید: شما هم در میان گروه هایی از جن و انس که پیش از شما بودند در آتش درآیید، هرگاه گروهی وارد شوند، هم مسلکان خود را لعنت کنند تا آنکه همه آنان با خفت و خواری در آتش جمع شوند، آن گاه پیروانشان درباره پیشوایانشان گویند: پروردگارا! اینان ما را به گمراهی کشیدند، پس عذابشان را از آتش، دو چندان گردان؛ خدا می‌فرماید: برای هر کدامتان دو چندان است، ولی نمی‌دانید.///خدا می‌فرماید: شما هم در میان گروه هایی از جن و انس که پیش از شما بودند در آتش درآیید، هرگاه گروهی وارد شوند، هم مسلکان خود را لعنت کنند تا آنکه همه آنان با خفت و خواری در آتش جمع شوند، آن گاه پیروانشان درباره پیشوایانشان گویند: پروردگارا! اینان ما را به گمراهی کشیدند، پس عذابشان را از آتش، دو چندان گردان؛ خدا می‌فرماید: برای هر کدامتان دو چندان است، ولی نمی‌دانید.///گوید: به میان امتهایى که پیش از شما بوده‌اند، از جن و انس، در آتش داخل شوید. هر امتى که به آتش داخل شود امت همکیش خود را لعنت کند. تا چون همگى در آنجا گرد آیند، گروه‌هایى که پیرو بوده‌اند در باره گروه‌هایى که پیشوا بوده‌اند گویند: پروردگارا، اینان ما را گمراه کردند، دو چندان در آتش عذابشان کن. گوید: عذاب همه دوچندان است ولى شما نمى‌دانید.///گوید: شما هم در جمع گروه‌هایى از جن و انس که پیش از شما گذشتند به آتش داخل شوید. هر بار که گروهى داخل شود، همکیشان خود را لعنت کند، تا وقتى که همگى در آن جا به هم رسند، پسینیان آنها (پیروان) در باره‌ى پیشینیانشان (پیشوایان) گویند: پروردگارا! اینها بو///مى‌فرماید: «در میان امتهایى از جن و انس، که پیش از شما بوده‌اند، داخل آتش شوید.» هر بار که امتى [در آتش‌] درآید، همکیشان خود را لعنت کند، تا وقتى که همگى در آن به هم پیوندند؛ [آنگاه‌] پیروانشان در باره پیشوایانشان مى‌گویند: «پروردگارا، اینان ما را گمراه کردند، پس دو برابر عذاب آتش به آنان بده.» [خدا] مى‌فرماید: «براى هر کدام [عذاب‌] دو چندان است ولى شما نمى‌دانید.»///[خداوند به آنها] مى‌گوید: «در صف گروه‌هاى مشابه خود از جن و انس در آتش داخل شوید.» هر زمان گروهى وارد مى‌شوند، گروه دیگر را لعن مى‌کنند تا همگى با ذلت در آن قرار گیرند. پیروان درباره پیشوایان خود مى‌گویند: «خداوندا! اینها بودند که ما را گمراه ساختند، پس کیفر آنها را از آتش دو برابر کن [کیفرى براى گمراهی‌شان و کیفرى به­خاطر گمراه ساختن ما].» مى‌فرماید: «براى هر کدام [از شما] عذاب مضاعف است، ولى نمى‌دانید [زیرا پیروان نیز اگر گرد پیشوایان گمراه را نگرفته بودند، آنها قدرتى برای فریب دیگران نداشتند].»///خداوند گوید: شما هم با آن گروه از جن و انس که پیش از شما بودند به دوزخ داخل شوید. در آن وقت هر قومی که به دوزخ شوند قوم دیگر (از همکیشان خود) را لعن کنند، تا آن گاه که همه در آتش دوزخ فراهم شوند زمره آخرین درباره فرقه اول (یا مرئوسان درباره رئیسان) گویند که خدایا، اینان ما را گمراه کردند، پس عذابشان را از آتش افزون و مضاعف گردان. خدا گوید: همه را عذاب مضاعف است و لیکن شما آگاه نیستید.///گوید به میان امتهایی از جن و انس که پیش از شما بوده‌اند، در آتش جهنم وارد شوید، هرگاه امتی وارد شود همانندش را لعنت کند، تا همه در آن به همدیگر رسند، [آنگاه‌] پیروان درباره پیشوایانشان گویند پروردگارا اینان ما را گمراه کردند، به ایشان دو چندان از عذاب جهنم بده، فرماید برای همه دو چندان هست ولی نمی‌دانید///(خداوند به آنها) می‌گوید: «در صف گروه‌های مشابه خود از جن و انس در آتش وارد شوید!» هر زمان که گروهی وارد می‌شوند، گروه دیگر را لعن می‌کنند؛ تا همگی با ذلت در آن قرار گیرند. (در این هنگام) گروه پیروان درباره پیشوایان خود می‌گویند: «خداوندا! اینها بودند که ما را گمراه ساختند؛ پس کیفر آنها را از آتش دو برابر کن! (کیفری برای گمراهیشان، و کیفری بخاطر گمراه ساختن ما.)» می‌فرماید: «برای هر کدام (از شما) عذاب مضاعف است؛ ولی نمی‌دانید! (چرا که پیروان اگر گرد پیشوایان گمراه را نگرفته بودند، قدرتی بر اغوای مردم نداشتند.)»///گفت درآئید در ملتهائی که گذشتند پیش از شما از پری و آدمی در آتش هرگاه درآید ملتی لعن کند دیگری را تا گاهی که گردآیند همگی در آن گوید آخرینشان برای اولین پروردگارا اینان گمراهمان کردند پس بده ایشان را عذابی دوبرابر در آتش گوید برای هرکدام است دوبرابر لیکن نمی‌دانید///فرمود: «در میان امت‌هایی از جن و انس - که پیش از شما بوده‌اند - داخل آتش شوید.» هر بار امتی (به آتش) در آید، همگنان خود را لعنت کند تا هنگامی که همگان در آن آماده شوند. (آن‌گاه) آخرینشان درباره‌ی اولینشان گوید: «پروردگارمان! اینان ما را گمراه کردند، پس عذابی از آتشی افزون به آنان بده.» (خدا) فرمود: «برای هر کدام (آتشی) افزون است، ولی شما نمی‌دانید.» quran_en_fa Then the first will say to the last: "See then! No advantage have ye over us; so taste ye of the penalty for all that ye did!" و پیشوایانشان به پیروانشان گویند: شما را بر ماهیچ برتری و امتیازی نیست [که عذابتان کمتر باشد] پس به کیفر آن اعمال زشتی که مرتکب می‌شدید، عذاب را بچشید.///و پیشوایانشان به پیروانشان گویند: شما را بر ماهیچ برتری و امتیازی نیست [که عذابتان کمتر باشد] پس به کیفر آن اعمال زشتی که مرتکب می‌شدید، عذاب را بچشید.///پیشوایان به پیروان گویند: شما را بر ما هیچ برترى نیست، اینک به کیفر کارهایى که کرده بودید عذاب را بچشید.///و پیشوایان به پیروانشان گویند: شما را بر ما امتیازى نیست، پس به سزاى آنچه انجام مى‌دادید عذاب را بچشید///و پیشوایانشان به پیروانشان مى‌گویند: «شما را بر ما امتیازى نیست. پس به سزاى آنچه به دست مى‌آوردید عذاب را بچشید.»///و پیشوایان آنها به پیروان خود مى‌گویند: «شما امتیازى بر ما ندارید، پس بچشید عذاب [الهى] را در برابر آنچه انجام مى‌دادید.»///و گروه مقدم به طایفه مؤخر پاسخ دهند که شما را بر ما برتری نباشد (ما و شما در گناه یکسانیم). پس (به آنها خطاب کنند که) بچشید عذاب را به کیفر آنچه از اعمال ناشایسته مرتکب می‌شدید.///و پیشوایان آنان به پیروانشان گویند شما هیچ برتری بر ما ندارید، پس عذاب را به خاطر کار و کردارتان بچشید///و پیشوایان آنها به پیروان خود می‌گویند: «شما امتیازی بر ما نداشتید؛ پس بچشید عذاب (الهی) را در برابر آنچه انجام می‌دادید!///و گوید اولینشان برای آخرینشان نبود شما را برتری بر ما پس بچشید عذاب را بدانچه بودید فراهم می‌کردید///و اولینشان به آخرینشان گفت: «شما را بر ما هیچ برتری نبوده، پس به سزای آنچه به دست می‌آوردید عذاب را بچشید.» quran_en_fa To those who reject Our signs and treat them with arrogance, no opening will there be of the gates of heaven, nor will they enter the garden, until the camel can pass through the eye of the needle: Such is Our reward for those in sin. قطعا کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، و از پذیرفتن آنها تکبر ورزیدند، درهای آسمان [برای نزول رحمت] بر آنان گشوده نخواهد شد، و در بهشت هم وارد نمی‌شوند مگر آنکه شتر در سوراخ سوزن درآید!! [پس هم چنانکه ورود شتر به سوراخ سوزن محال است، ورود آنان هم به بهشت محال است؛] این گونه گنهکاران را کیفر می‌دهیم.///قطعا کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، و از پذیرفتن آنها تکبر ورزیدند، درهای آسمان [برای نزول رحمت] بر آنان گشوده نخواهد شد، و در بهشت هم وارد نمی‌شوند مگر آنکه شتر در سوراخ سوزن درآید!! [پس هم چنانکه ورود شتر به سوراخ سوزن محال است، ورود آنان هم به بهشت محال است؛] این گونه گنهکاران را کیفر می‌دهیم.///درهاى آسمان بر روى کسانى که آیات ما را تکذیب کرده‌اند و از آنها سر برتافته‌اند، گشوده نخواهد شد و به بهشت در نخواهند آمد تا آنگاه که شتر از سوراخ سوزن بگذرد. و مجرمان را اینچنین کیفر مى‌دهیم.///همانا کسانى که آیات ما را تکذیب کردند و از پذیرش آن تمرد نمودند، درهاى آسمان به رویشان باز نشود، و به بهشت داخل نشوند مگر آن که شتر در سوراخ سوزن داخل شود، و بدین‌سان مجرمان را کیفر مى‌دهیم///در حقیقت، کسانى که آیات ما را دروغ شمردند و از [پذیرفتن‌] آنها تکبر ورزیدند، درهاى آسمان را برایشان نمى‌گشایند و در بهشت درنمى‌آیند مگر آنکه شتر در سوراخ سوزن داخل شود. و بدینسان بزهکاران را کیفر مى‌دهیم.///آنها که آیات ما را تکذیب کردند و در برابر آن تکبر ورزیدند، درهاى آسمان به رویشان گشوده نمى‌شود و داخل بهشت نمى‌شوند، مگر این که شتر از سوراخ سوزن خیاطى بگذرد! این چنین گنهکاران را جزا مى‌دهیم.///همانا آنان که آیات ما را تکذیب کردند و از کبر و نخوت سر بر آن فرود نیاوردند هرگز درهای آسمان به روی آنان باز نشود و به بهشت در نیایند تا آنکه شتر در چشمه سوزن در آید (یعنی داخل شدنشان به بهشت بدان ماند که شتر به چشمه سوزن رود و این در عادت محال باشد). و این گونه گنهکاران (متکبر) را مجازات سخت خواهیم کرد.///کسانی که آیات ما را دروغ انگاشتند و در برابر آن تکبر ورزیدند، درهای آسمان بر آنان گشوده نگردد و وارد بهشت نشوند مگر آنکه شتر وارد سوراخ سوزن شود، و بدین‌سان گناهکاران را کیفر می‌دهیم‌///کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، و در برابر آن تکبر ورزیدند، (هرگز) درهای آسمان به رویشان گشوده نمی‌شود؛ و (هیچ گاه) داخل بهشت نخواهند شد مگر اینکه شتر از سوراخ سوزن بگذرد! این گونه، گنهکاران را جزا می‌دهیم!///همانا آنان که تکذیب کردند آیتهای ما را و سرپیچیدند از آنها گشوده نشود برای ایشان درهای آسمان و درنیایند به بهشت تا برود اشتر در سوراخ سوزن بدینسان کیفر دهیم به گنهکاران‌///بی‌گمان کسانی که با آیات ما (همان‌ها و ما را) تکذیب کردند و از (پذیرفتن) آن‌ها تکبر ورزیدند، درهای آسمان برایشان هرگز گشوده نشود و به بهشت در نیایند، تا آنکه طناب شتر در سوراخ سوزن داخل شود. و بدین‌سان مجرمان را کیفر می‌دهیم. quran_en_fa For them there is Hell, as a couch (below) and folds and folds of covering above: such is Our requital of those who do wrong. برای آنان بستری از دوزخ و برفرازشان پوشش هایی از آتش است، و ما این گونه ستمکاران را پاداش می‌دهیم.///برای آنان بستری از دوزخ و برفرازشان پوشش هایی از آتش است، و ما این گونه ستمکاران را پاداش می‌دهیم.///بسترى از آتش جهنم در زیر و پوششى از آتش جهنم بر روى دارند. و ستمکاران را اینچنین کیفر مى‌دهیم.///براى آنها بسترى از جهنم و از رویشان لحاف‌هاى آتش است و این گونه بیدادگران را سزا مى‌دهیم///براى آنان از جهنم بسترى و از بالایشان پوششهاست، و این گونه بیدادگران را سزا مى‌دهیم.///براى آنها بسترهایى از [آتش] دوزخ و روى آنها پوشش‌هایى [از آن] است. و این چنین ظالمان را جزا مى‌دهیم.///بر آنان از آتش دوزخ بسترها گسترده و سراپرده‌ها افراشته‌اند و ستمکاران را چنین مجازات سخت خواهیم کرد.///بسترها و بالاپوشهایشان از آتش جهنم است، و بدین‌سان ستمکاران [و مشرکان‌] را کیفر می‌دهیم‌///برای آنها بستری از (آتش) دوزخ، و روی آنها پوششهایی (از آن) است؛ و اینچنین ظالمان را جزا میدهیم!///ایشان را است در دوزخ آرامگاه‌هائی و از فرازشان پوشهایی و چنین کیفر دهیم ستمکاران را///برایشان از جهنم بسترهایی و از بالایشان سرپوش‌هایی است و بدین‌گونه بیدادگران را سزا می‌دهیم. quran_en_fa But those who believe and work righteousness,- no burden do We place on any soul, but that which it can bear,- they will be Companions of the Garden, therein to dwell (for ever). و کسانی که ایمان آوردند و [به اندازه طاقت خود] کارهای شایسته انجام دادند، اهل بهشت اند و در آن جاودانه‌اند، [چرا که] ما هیچ کس را جز به اندازه طاقتش تکلیف نمی‌کنیم.///و کسانی که ایمان آوردند و [به اندازه طاقت خود] کارهای شایسته انجام دادند، اهل بهشت اند و در آن جاودانه‌اند، [چرا که] ما هیچ کس را جز به اندازه طاقتش تکلیف نمی‌کنیم.///به هیچ کس جز اندازه توانش تکلیف نمى‌کنیم. آنان که ایمان آورده‌اند و کارهاى نیکو کرده‌اند اهل بهشتند و در آنجا جاویدانند.///و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کردند، - که البته هیچ کس را جز به قدر توانش تکلیف نمى‌کنیم- آنها اهل بهشت‌اند و در آن ماندگارند///و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند -هیچ کسى را جز به قدر توانش تکلیف نمى‌کنیم- آنان همدم بهشتند [که‌] در آن جاودانند.///و کسانى که ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، اهل بهشتند و جاودانه در آن خواهند ماند. [البته] هیچ کس را جز به اندازه تواناییش تکلیف نمى‌کنیم.///و آنان که ایمان آوردند و (به قدر وسع) در کار نیک و شایسته کوشیدند-زیرا ما کسی را بیش از وسع تکلیف نکنیم-آنها اهل بهشت و جاودان در آن متنعمند.///و کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، اینان بهشتی‌اند و در آن جاودانه خواهند ماند، و ما بر هیچ کس جز به اندازه توانش تکلیف نمی‌کنیم‌///و کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند -البته هیچ کس را جز به اندازه تواناییش تکلیف نمی‌کنیم- آنها اهل بهشتند؛ و جاودانه در آن خواهند ماند.///و آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند تکلیف نکنیم کس را جز به اندازه توانائیش آنانند یاران بهشت ایشانند در آن جاودانان‌///و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته (ی ایمان) کرده‌اند- هیچ کسی را جز به اندازه‌ی گشایشش تکلیف نمی‌کنیم - آنان همدمان بهشتند. ایشان در آن جاودانند. quran_en_fa And We shall remove from their hearts any lurking sense of injury;- beneath them will be rivers flowing;- and they shall say: "Praise be to Allah, who hath guided us to this (felicity): never could we have found guidance, had it not been for the guidance of Allah: indeed it was the truth, that the messengers of our Lord brought unto us." And they shall hear the cry: "Behold! the garden before you! Ye have been made its inheritors, for your deeds (of righteousness)." و آنچه از کینه و خشم در سینه‌های آنان است، بر می‌کنیم [تا در بهشت با خوشی و سلامت کامل کنار هم زندگی کنند؛] از زیر [کاخ‌ها و عمارت‌های] شان نهرها جاری است و می‌گویند: و همه ستایش‌ها ویژه خداست که ما را به این [نعمت‌ها] هدایت کرد، و اگر خدا ما را هدایت نمی‌کرد هدایت نمی‌یافتیم، مسلما پیامبران پروردگارمان حق را به سوی ما آوردند، و ندایشان می‌دهند به پاداش اعمال شایسته‌ای که همواره انجام می‌دادید، این بهشت را به ارث بردید.///و آنچه از کینه و خشم در سینه‌های آنان است، بر می‌کنیم [تا در بهشت با خوشی و سلامت کامل کنار هم زندگی کنند؛] از زیر [کاخ‌ها و عمارت‌های] شان نهرها جاری است و می‌گویند: و همه ستایش‌ها ویژه خداست که ما را به این [نعمت‌ها] هدایت کرد، و اگر خدا ما را هدایت نمی‌کرد هدایت نمی‌یافتیم، مسلما پیامبران پروردگارمان حق را به سوی ما آوردند، و ندایشان می‌دهند به پاداش اعمال شایسته‌ای که همواره انجام می‌دادید، این بهشت را به ارث بردید.///و هرگونه کینه‌اى را از دلشان برمى‌کنیم. نهرها در زیر پایشان جارى است. گویند: سپاس خدایى را که ما را بدین راه رهبرى کرده و اگر ما را رهبرى نکرده بود، راه خویش نمى‌یافتیم. رسولان پروردگار ما به حق آمدند. و آنگاه ایشان را ندا دهند که به پاداش کارهایى که مى‌کردید این بهشت را به شما داده‌اند.///و از سینه‌هایشان هر کینه‌اى که باشد مى‌زداییم [و] از زیر [پاى‌] شان نهرها جارى است، و مى‌گویند: حمد خدایى را که ما را به این [نعمت‌ها] رهنمون شد، و اگر خدا ما را هدایت نکرده بود، راه نمى‌یافتیم. بى‌شک فرستادگان پروردگارمان حقیقت را آوردند. و به آنها///و هر گونه کینه‌اى را از سینه‌هایشان مى‌زداییم. از زیر [قصرهاى‌] شان نهرها جارى است، و مى‌گویند: «ستایش خدایى را که ما را بدین [راه‌] هدایت نمود، و اگر خدا ما را رهبرى نمى‌کرد ما خود هدایت نمى‌یافتیم. در حقیقت، فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند.» و به آنان ندا داده مى‌شود که این همان بهشتى است که آن را به [پاداش‌] آنچه انجام مى‌دادید میراث یافته‌اید.///و آنچه در دل‌ها از کینه و حسد دارند، برمى‌کنیم [تا در صفا و صمیمیت با هم زندگى کنند] و از زیر [قصرها و درختان] آنها، نهرها جریان دارد. و مى‌گویند: «سپاس مخصوص خداوندى است که ما را به این [همه نعمت] رهنمون شد. و اگر او ما را هدایت نکرده بود، ما راه نمى‌یافتیم. مسلما فرستادگان پروردگار ما حق مى‌گفتند.» و [در این هنگام] ندا داده مى‌شود که: «این بهشت را در برابر اعمالى که انجام مى‌دادید، به ارث بردید.»///و زنگار هر کینه (و حسد و خوی زشت) را از آیینه دل آنان بزداییم و در بهشت بر زیر قصرهایشان نهرها جاری شود و گویند: ستایش خدای را که ما را بر این مقام رهنمایی کرد، که اگر هدایت و لطف الهی نبود ما به خود به این مقام راه نمی‌یافتیم، همانا رسولان خدایمان به حق آمدند (و ما را بر این مقام رهبری کردند). و اهل بهشت را ندا کنند که این است بهشتی که از اعمال صالح شما را به ارث داده‌اند.///و از سینه‌های آنان هر کینه‌ای که باشد می‌زداییم، جویباران از فرودست آنان جاری است و گویند سپاس خدای را که ما را به اینجا رهنمون شد و اگر خداوند راهبر نمی‌شد، هرگز راه نمی‌یافتیم، بی‌شک فرستادگان پروردگارمان به راستی و درستی آمدند، و ندا داده شود که اینک این بهشتی است که به خاطر کار و کردارتان به شما رسیده است‌///و آنچه در دلها از کینه و حسد دارند، برمی‌کنیم (تا در صفا و صمیمیت با هم زندگی کنند)؛ و از زیر (قصرها و درختان) آنها، نهرها جریان دارد؛ می‌گویند: «ستایش مخصوص خداوندی است که ما را به این (همه نعمتها) رهنمون شد؛ و اگر خدا ما را هدایت نکرده بود، ما (به اینها) راه نمی‌یافتیم! مسلما فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند!» و (در این هنگام) به آنان ندا داده می‌شود که: «این بهشت را در برابر اعمالی که انجام می‌دادید، به ارث بردید!»///و برانداختیم آنچه در سینه‌های ایشان است از کینه روان شود از زیر ایشان جویها و گویند سپاس خداوندی را که ما را بدین هدایت نمود و نبودیم هدایت یابیم اگر نه هدایت می‌کرد ما را خدا همانا آمدند فرستادگان پروردگار ما به حق و خوانده شدند که اینک بهشت ارث داده شدیدش بدانچه بودید می‌کردید///و هرگونه کینه‌ای را از سینه‌هایشان زدودیم. حال آنکه از زیر (قصرها و باغ‌های) ‌شان نهرها روان است و گفتند: «ستایش خدای را که ما را به این (راه) هدایت نمود و اگر خدا ما را رهبری نمی‌نمود ما خود هرگز راه نمی‌یافتیم. بی‌گمان فرستادگان پروردگارمان به‌راستی (تمامی) حق را آوردند.» و ندا داده شدند که: «این همان بهشت است که آن را به (سبب) آنچه انجام می‌داده‌اید به میراث یافته‌اید.» quran_en_fa The Companions of the Garden will call out to the Companions of the Fire: "We have indeed found the promises of our Lord to us true: Have you also found Your Lord's promises true?" They shall say, "Yes"; but a crier shall proclaim between them: "The curse of Allah is on the wrong-doers;- و بهشتیان، دوزخیان را آواز می‌دهند که ما آنچه را که پروردگارمان به ما وعده داده بود، حق یافتیم، آیا شما هم آنچه را که پروردگارتان وعده داده بود، حق یافتید؟ گویند: آری؛ پس آواز دهنده‌ای در میان آنان آواز دهد که لعنت خدا بر ستمکاران باد.///و بهشتیان، دوزخیان را آواز می‌دهند که ما آنچه را که پروردگارمان به ما وعده داده بود، حق یافتیم، آیا شما هم آنچه را که پروردگارتان وعده داده بود، حق یافتید؟ گویند: آری؛ پس آواز دهنده‌ای در میان آنان آواز دهد که لعنت خدا بر ستمکاران باد.///بهشتیان دوزخیان را آواز دهند که ما به حقیقت یافتیم آنچه را که پروردگارمان وعده داده بود، آیا شما نیز به حقیقت یافته‌اید آنچه را که پروردگارتان وعده داده بود؟ گویند: آرى. آنگاه آوازدهنده‌اى در آن میان آواز دهد که لعنت خدا بر کافران باد؛///و اهل بهشت دوزخیان را آواز دهند که ما آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود درست یافتیم آیا شما [نیز] وعده‌ى پروردگارتان را درست یافتید؟ گویند: آرى. پس ندا دهنده‌اى میان آنها آواز دهد که لعنت خدا بر ظالمان باد///و بهشتیان، دوزخیان را آواز مى‌دهند که: «ما آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود درست یافتیم؛ آیا شما [نیز] آنچه را پروردگارتان وعده کرده بود راست و درست یافتید؟» مى‌گویند: «آرى.» پس آوازدهنده‌اى میان آنان آواز درمى‌دهد که: «لعنت خدا بر ستمکاران باد.»///و بهشتیان، دوزخیان را صدا می‌زنند که: «ما آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود، همه را حق یافتیم، آیا شما هم آنچه را پروردگارتان به شما وعده داده بود، حق یافتید؟!» در این هنگام، ندادهنده‌اى در میان آنها ندا مى‌دهد که: «لعنت خدا بر ستمگران باد!///و بهشتیان دوزخیان را ندا کنند که آنچه پروردگارمان به ما وعده داد (از مقامات بهشتی) ما به حق و حقیقت یافتیم، آیا شما نیز بدانچه پروردگارتان وعده داد (از عذاب دوزخ) به حقیقت رسیدید؟ گویند: بلی. آن گاه میان آنها منادیی ندا کند که لعنت خدا بر ستمکاران باد.///و بهشتیان دوزخیان را ندا دهند که ما وعده پروردگارمان را راست و درست یافتیم، آیا شما هم آنچه پروردگارتان وعده داده بود راست و درست یافتید؟ گویند آری، آنگاه آوازدهنده‌ای در میان آنان آواز در دهد که لعنت الهی بر ستمگران باد///و بهشتیان دوزخیان را صدا می‌زنند که: «آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود، همه را حق یافتیم؛ آیا شما هم آنچه را پروردگارتان به شما وعده داده بود حق یافتید؟!» گفتند: «بله!» در این هنگام، ندادهنده‌ای در میان آنها ندا می‌دهد که: «لعنت خدا بر ستمگران باد!///و بانگ برآوردند یاران بهشت به یاران آتش که همانا یافتیم آنچه وعده داد به ما پروردگار ما حق آیا یافتید آنچه وعده داده به شما پروردگارتان حق گفتند بلی پس بانگ داد بانگ دهنده‌ای میان ایشان که لعنت خدا باد بر ستمگران‌///و بهشتیان، دوزخیان را ندا در دادند که: «ما آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود راستی بحق یافتیم، آیا شما (نیز) آنچه را پروردگارتان وعده داده بود درست یافتید؟» گفتند: «آری.» پس ندا دهنده‌ای میانشان ندا در داد که: «لعنت خدا بر ستمکاران باد!» quran_en_fa "Those who would hinder (men) from the path of Allah and would seek in it something crooked: they were those who denied the Hereafter." هم آنان که مردم را همواره از راه خدا بازمی دارند و می‌خواهند آن را [با وسوسه و اغواگری] کج نشان دهند، و ایشان به روز قیامت کافرند.///هم آنان که مردم را همواره از راه خدا بازمی دارند و می‌خواهند آن را [با وسوسه و اغواگری] کج نشان دهند، و ایشان به روز قیامت کافرند.///آنان که از راه خدا روى برمى‌گردانند و آن را کجروى مى‌پندارند و به قیامت ایمان ندارند.///همانان که [مردم را] از راه خدا باز مى‌دارند و آن را [با القاى شبهات‌] منحرف مى‌خواهند و آخرت را منکرند///همانان که [مردم را] از راه خدا باز مى‌دارند و آن را کج مى‌خواهند و آنها آخرت را منکرند.///همان‌ها که [مردم را] از راه خدا بازمى‌دارند و مى‌خواهند آن را کج و ناراست نشان دهند، و آنان به آخرت کافرند.»///آنهایی که از راه خدا باز می‌دارند و آن را کج می‌طلبند (به شبهه راه راست مردم را کج می‌کنند) و آنها به قیامت ایمان ندارند.///کسانی که از راه خدا باز می‌دارند و آن را ناهموار و ناهنجار می‌شمارند و منکر آخرت هستند///همانها که (مردم را) از راه خدا بازمی‌دارند، و (با القای شبهات) می‌خواهند آن را کج و معوج نشان دهند؛ و آنها به آخرت کافرند!»///آنان که بازدارند از راه خدا و خواهندش کج و ایشانند به آخرت کافران‌///(آنان) کسانی (هستند) که (خود و مردمان را) از راه خدا باز می‌دارند و آن را به کژی می‌طلبند و همانان به (زندگی) آخرین کافرند. quran_en_fa Between them shall be a veil, and on the heights will be men who would know every one by his marks: they will call out to the Companions of the Garden, "peace on you": they will not have entered, but they will have an assurance (thereof). و میان آن دو [گروه بهشتیان و دوزخیان] حائلی است، و بر اعراف، مردانی [با مقام و منزلت اند] که هر کدام از دو گروه را به نشانه هایشان می‌شناسند، و بهشتیان را که وارد بهشت نشده‌اند، ولی ورود به آن را امید دارند، آواز می‌دهند که درود بر شما.///و میان آن دو [گروه بهشتیان و دوزخیان] حائلی است، و بر اعراف، مردانی [با مقام و منزلت اند] که هر کدام از دو گروه را به نشانه هایشان می‌شناسند، و بهشتیان را که وارد بهشت نشده‌اند، ولی ورود به آن را امید دارند، آواز می‌دهند که درود بر شما.///و میانشان حایلى است، و بر اعراف مردانى هستند که همه را به نشانیشان مى‌شناسند و اهل بهشت را آواز مى‌دهند که سلام بر شما باد. اینان هر چند طمع بهشت دارند ولى هنوز بدان داخل نشده‌اند.///و میان آن دو [گروه‌] حجابى است، و بر اعراف مردانى [والا مقام‌] هستند که هر دو [گروه‌] را از سیمایشان مى‌شناسند، و بهشتیان را که هنوز وارد آن نشده و به آن امید بسته‌اند، آواز مى‌دهند که: سلام بر شما///و میان آن دو [گروه‌]، حایلى است، و بر اعراف، مردانى هستند که هر یک [از آن دو دسته‌] را از سیمایشان مى‌شناسند، و بهشتیان را -که هنوز وارد آن نشده و [لى‌] [بدان‌] امید دارند- آواز مى‌دهند که: «سلام بر شما.»///و در میان آن دو [گروه بهشتیان و دوزخیان]، حجابى قرار دارد. و بر اعراف مردانى هستند که هر یک از آن دو را از سیمایشان مى‌شناسند و به بهشتیان ندا مى‌دهند که: «درود بر شما باد!» اما داخل بهشت نمى‌شوند، در حالى که امید آن را دارند.///و میان این دو گروه حجاب و پرده‌ای است (از سرشت نیک و بد که مانع دیدار یکدیگر است) و بر اعراف (یعنی جایگاهی میان دوزخ و بهشت) مردانی هستند که همه را به سیمایشان می‌شناسند و بهشتیان را که هنوز داخل بهشت نشده و چشم امید به دخول آن دارند ندا کنند که سلام بر شما باد.///و بین آنان حایلی است و بر روی اعراف [بلندیها] مردانی هستند که همگان را به سیمایشان می‌شناسند، و بهشتیان را ندا دهند که سلام بر شما باد، اینان هنوز وارد آن [بهشت‌] نشده‌اند، اما امید می‌برند///و در میان آن دو [= بهشتیان و دوزخیان‌]، حجابی است؛ و بر «اعراف» مردانی هستند که هر یک از آن دو را از چهره‌شان می‌شناسند؛ و به بهشتیان صدا می‌زنند که: «درود بر شما باد!» اما داخل بهشت نمی‌شوند، در حالی که امید آن را دارند.///و میان ایشان است حجابی و بر اعرافند مردانی که بشناسند هرکدام را به سیمای ایشان و ندا کردند یاران بهشت را که سلام بر شما درون نشدندش حالی که طمع داشتند///و میان آن دو (گروه) پرده‌ای است و بر فراز اعراف [: بلندی‌های میان بهشت و جهنم] رادمردانی هستند، که هر یک (از آن دو دسته) را از چهره‌هایشان می‌شناسند و بهشتیان را- که هنوز وارد آن نشده در حالی‌که (بدان) امید دارند- آواز می‌دهند که: «سلام بر شما!» داخل آن نشده‌اند، حال آنکه طمع (داخل شدن) دارند. quran_en_fa When their eyes shall be turned towards the Companions of the Fire, they will say: "Our Lord! send us not to the company of the wrong-doers." و چون بهشتیان، چشمانشان ناخواسته به سوی دوزخیان گردانده شود، گویند: پروردگارا! ما را با گروه ستمکاران قرار مده.///و چون بهشتیان، چشمانشان ناخواسته به سوی دوزخیان گردانده شود، گویند: پروردگارا! ما را با گروه ستمکاران قرار مده.///چون چشم به جانب دوزخیان گردانند گویند: اى پروردگار ما، ما را در شمار ستمکاران قرار مده.///و چون چشمشان به جانب دوزخیان گردانده شود، گویند: پروردگارا! ما را با ستمکاران قرار مده///و چون چشمانشان به سوى دوزخیان گردانیده شود، مى‌گویند: «پروردگارا، ما را در زمره گروه ستمکاران قرار مده.»///و هنگامى که چشمشان به دوزخیان مى‌افتد، مى‌گویند: «پروردگارا! ما را با جمعیت ستمگر قرار مده!»///و چون نظر آنها بر اهل دوزخ افتد گویند: پروردگارا، ما را با این ستمکاران به یک جای قرار مده.///و چون چشمان آنان به جانب دوزخیان افتد گویند پروردگارا ما را در زمره [این‌] قوم ستمکار میاور///و هنگامی که چشمشان به دوزخیان می‌افتد می‌گویند: «پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده!»///و هرگاه گردانیده شود رویهای ایشان بسوی یاران آتش گویند پروردگارا نگردان ما را با گروه ستمکاران‌///و هنگامی که چشمانشان سوی دوزخیان گردانیده شود گویند: «پروردگارمان! ما را با گروه ستمکاران قرار مده.» quran_en_fa The men on the heights will call to certain men whom they will know from their marks, saying: "Of what profit to you were your hoards and your arrogant ways? و اهل اعراف مردانی را که از نشانه هایشان می‌شناسند، آواز می‌دهند [و به عنوان سرزنش] می‌گویند: [امکانات مادیو] جمعیت [انسانی] شما و تکبری که می‌ورزیدید، عذابی را از شما دفع نکرد.///و اهل اعراف مردانی را که از نشانه هایشان می‌شناسند، آواز می‌دهند [و به عنوان سرزنش] می‌گویند: [امکانات مادیو] جمعیت [انسانی] شما و تکبری که می‌ورزیدید، عذابی را از شما دفع نکرد.///ساکنان اعراف مردانى را که از نشانیشان مى‌شناسند آواز دهند و گویند: آن خواسته که گرد آورده بودید و آن همه سرکشى که داشتید شما را فایده‌اى نبخشید.///و اهل اعراف مردانى را که آنان را از سیمایشان مى‌شناسند، ندا دهند و گویند: [دیدید که‌] جمعیت شما و آن همه گردنکشى که مى‌کردید، به حال شما سودى نداشت///و اهل اعراف، مردانى را که آنان را از سیمایشان مى‌شناسند، ندا مى دهند [و] مى‌گویند: «جمعیت شما و آن [همه‌] گردنکشى که مى‌کردید، به حال شما سودى نداشت.»///و اصحاب اعراف، مردانى [از دوزخیان را] که از سیمایشان آنها را مى‌شناسند، صدا مى‌زنند و مى‌گویند: «دیدید که گردآورى شما [از مال و ثروت و زن و فرزند] و تکبرهاى شما به حالتان سودى نداد؟///و اهل اعراف مردانی را که به سیمایشان می‌شناسند آواز دهند و گویند: (دیدید که) جمع مال و جاه و آن فخر و تکبرتان به حال شما اصلا سودمند نبود!///و اهل اعراف مردانی را که به نشانه‌هایشان می‌شناسند ندا دهند و گویند مال‌اندوزی شما و تکبر ورزیدنتان به کارتان نیامد///و اصحاب اعراف، مردانی (از دوزخیان را) که از سیمایشان آنها را می‌شناسند، صدا می‌زنند و می‌گویند: «(دیدید که) گردآوری شما (از مال و ثروت و آن و فرزند) و تکبرهای شما، به حالتان سودی نداد!»///و بانگ دهند یاران اعراف مردانی را که بشناسندشان به سیماشان گویند بی‌نیازتان نکرد گردآوردنتان و آنچه بودید کبر می‌ورزیدید///و اهل اعراف مردانی را که از سیمایشان می‌شناسند ندا در دادند (و) گفتند: «گردآوری شما (، گرد‌آوری خودهاتان و اموالتان) و آنچه تکبر و گردنکشی می‌کرده‌اید، (این‌ها) شما را (هرگز در این جهان پرنیاز) بی‌نیاز نکرد.» quran_en_fa "Behold! are these not the men whom you swore that Allah with His Mercy would never bless? Enter ye the Garden: no fear shall be on you, nor shall ye grieve." [سپس با توجه دادن دوزخیان به سوی اهل ایمان می‌گویند:] آیا اینان کسانی نبودند که در دنیا سوگند یاد می‌کردید که خدا آنان را به رحمتی نمی‌رساند؟ [پس به مؤمنان می‌گویند:] به بهشت در آیید که نه بیمی برشماست و نه اندوهگین می‌شوید.///[سپس با توجه دادن دوزخیان به سوی اهل ایمان می‌گویند:] آیا اینان کسانی نبودند که در دنیا سوگند یاد می‌کردید که خدا آنان را به رحمتی نمی‌رساند؟ [پس به مؤمنان می‌گویند:] به بهشت در آیید که نه بیمی برشماست و نه اندوهگین می‌شوید.///آیا اینان همان کسانند که شما سوگند خورده بودید که رحمت خداوند نصیبشان نمى‌شود؟ داخل در بهشت شوید، نه بیمى بر شماست و نه غمگین مى‌شوید.///آیا اینانند کسانى که سوگند یاد مى‌کردید که خدا آنها را مورد رحمت خود قرار نمى‌دهد؟ [آن‌گاه به مؤمنان گویند:] به بهشت در آیید، نه بیمى بر شماست و نه اندوهگین مى‌شوید/// «آیا اینان همان کسان نبودند که سوگند یاد مى‌کردید که خدا آنان را به رحمتى نخواهد رسانید؟» «[اینک‌] به بهشت درآیید. نه بیمى بر شماست و نه اندوهگین مى‌شوید.»///آیا اینها [که مؤمنند، ‌] همانان نیستند که سوگند یاد کردید رحمت خدا هرگز شامل حالشان نخواهد شد؟! [ولى خداوند به خاطر ایمان و اعمال خیرشان، آنها را بخشید. سپس به مؤمنان مى‌گویند:] «به بهشت درآیید که نه بیمى بر شماست و نه اندوهگین مى‌شوید.»///آیا آنهایی (از مؤمنان) که سوگند یاد می‌کردید که خدا آنان را مشمول عنایت و رحمت خود نمی‌گرداند اکنون مقامشان را می‌بینید؟ (به همانها امروز خطاب شود که) در بهشت بی هیچ خوف و اندیشه و بی هیچ گونه حزن و اندوه داخل شوید.///آیا هم اینان بودند که شما سوگند یاد می‌کردید که خداوند مشمول رحمت خود قرارشان نمی‌دهد؟ [و خطاب به آنان گویند] وارد بهشت شوید، نه بیمی بر شماست و نه اندوهگین شوید///آیا اینها [= این واماندگان بر اعراف‌] همانان نیستند که سوگند یاد کردید رحمت خدا هرگز شامل حالشان نخواهد شد؟! (ولی خداوند بخاطر ایمان و بعضی اعمال خیرشان، آنها را بخشید؛ هم اکنون به آنها گفته می‌شود:) داخل بهشت شوید، که نه ترسی دارید و نه غمناک می‌شوید!///آیا اینانند آنان که سوگند آوردید که نرساندشان خدا به رحمتی درآئید بهشت را نیست بر شما بیمی و نه اندوهگین شوید///«آیا اینان همان کسانی بودند که سوگند یاد می‌کردید خدا آنان را به رحمتی نخواهد رسانید؟ (اینک) به بهشت در آیید، نه بیمی بر شماست و نه اندوهگین می‌شوید.» quran_en_fa The Companions of the Fire will call to the Companions of the Garden: "Pour down to us water or anything that Allah doth provide for your sustenance." They will say: "Both these things hath Allah forbidden to those who rejected Him." و دوزخیان بهشتیان را آواز می‌دهند که از آب [خوشگوار] یا از آنچه خدا روزی شما فرموده بر ما فرو ریزید. [بهشتیان] گویند: خدا آب و نعمت‌های بهشتی را بر کافران حرام کرده است.///و دوزخیان بهشتیان را آواز می‌دهند که از آب [خوشگوار] یا از آنچه خدا روزی شما فرموده بر ما فرو ریزید. [بهشتیان] گویند: خدا آب و نعمت‌های بهشتی را بر کافران حرام کرده است.///دوزخیان بهشتیان را آواز دهند که اندکى آب یا از چیزهایى که خدا به شما ارزانى کرده است بر ما فرو ریزید. گویند: خدا آنها را بر کافران حرام کرده است.///و اهل دوزخ بهشتیان را آواز دهند که از آب یا از آنچه خدا روزیتان کرده بر ما فرو ریزید. گویند: خدا آنها را بر کافران حرام کرده است///و دوزخیان، بهشتیان را آواز مى‌دهند که: «از آن آب یا از آنچه خدا روزى شما کرده، بر ما فرو ریزید.» مى‌گویند: «خدا آنها را بر کافران حرام کرده است.»///و دوزخیان، بهشتیان را صدا مى‌زنند که: «مقدارى آب یا از آنچه خدا به شما روزى داده، به ما ببخشید.» آنها مى‌گویند: «خداوند اینها را بر کافران حرام کرده است.»///و اهل دوزخ بهشتیان را آواز کنند که ما را از آبهای گوارا یا از نعم بهشتی که خدا روزی شما کرده بهره‌مند کنید. آنها پاسخ دهند که خدا این آب و طعام را بر کافران حرام گردانیده است.///و دوزخیان بهشتیان را ندا دهند که از آب یا آنچه خداوند بهره‌مندتان ساخته است به ما ببخشید، گویند خداوند اینها را بر کافران حرام گردانده است‌///و دوزخیان، بهشتیان را صدا می‌زنند که: «(محبت کنید) و مقداری آب، یا از آنچه خدا به شما روزی داده، به ما ببخشید!» آنها (در پاسخ) می‌گویند: «خداوند اینها را بر کافران حرام کرده است!»///و خواندند یاران آتش یاران بهشت را که بریزید بر ما از آب یا از آنچه روزیتان داده است خدا گویند همانا حرام کرده است خدا آنها را بر کافران‌///و دوزخیان بهشتیان را ندا در دادند که: «از آب یا از آنچه خدا روزیتان کرده، بر (سر و سامان) مان بهره و فیضی دهید.» گفتند: «بی‌گمان خدا آنها را بر کافران حرام کرده است.» quran_en_fa "Such as took their religion to be mere amusement and play, and were deceived by the life of the world." That day shall We forget them as they forgot the meeting of this day of theirs, and as they were wont to reject Our signs. آنان که دینشان را سرگرمی و بازی گرفتند و زندگی دنیا آنان را فریفت، پس ما امروز از یاد می‌بریمشان، همان گونه که آنان دیدار امروزشان را از یاد بردند وهمواره آیات ما را انکار می‌کردند.///آنان که دینشان را سرگرمی و بازی گرفتند و زندگی دنیا آنان را فریفت، پس ما امروز از یاد می‌بریمشان، همان گونه که آنان دیدار امروزشان را از یاد بردند وهمواره آیات ما را انکار می‌کردند.///امروز آنان را که دین خویش لهو و بازیچه پنداشتند و زندگى دنیا فریبشان داده بود فراموش مى‌کنیم، همچنان که آنها نیز رسیدن به این روز را از یاد برده بودند و آیات ما را تکذیب مى‌کردند.///همان کسانى که دین خویش را سرگرمى و بازیچه گرفتند و زندگى دنیا فریبشان داد. پس امروز آنان را از یاد مى‌بریم همان‌طور که دیدار امروزشان را از یاد بردند و آیات ما را انکار مى‌کردند///همانان که دین خود را سرگرمى و بازى پنداشتند، و زندگى دنیا مغرورشان کرد. پس همان گونه که آنان دیدار امروز خود را از یاد بردند، و آیات ما را انکار مى‌کردند، ما [هم‌] امروز آنان را از یاد مى‌بریم.///همانها که دین و آیین خود را سرگرمى و بازیچه گرفتند و زندگى دنیا آنها را مغرور ساخت. امروز ما آنها را فراموش مى‌کنیم؛ چون لقاى چنین روزى را فراموش کردند و آیات ما را انکار نمودند.///آنهایی که دین خدا را فسوس و بازیچه گرفتند و (متاع) حیات دنیا آنها را مغرور و غافل کرد، امروز ما هم آنها را (به رحمت) در نظر نمی‌آوریم چنانکه آنان دیدار چنین روزشان را به خاطر نیاوردند و آیات ما را انکار می‌کردند.///کسانی که دینشان را به بازیچه گرفتند و زندگانی دنیا فریبشان داد، امروز آنان را فراموش می‌کنیم چرا که دیدار چنین روزشان را فراموش کردند و آیات ما را انکار می‌کردند///همانها که دین و آیین خود را سرگرمی و بازیچه گرفتند؛ و زندگی دنیا آنان را مغرور ساخت؛ امروز ما آنها را فراموش می‌کنیم، همان گونه که لقای چنین روزی را فراموش کردند و آیات ما را انکار نمودند.///آنان که گرفتند دین خود را هوسرانی و بازیچه و بفریفتشان زندگی دنیا پس امروز فراموششان کنیم بدانسان که فراموش کردند رسیدنشان را بدین روز و آنکه بودند آیتهای ما را انکار می‌کردند///(همان) کسانی که دین خود را (تنها) بازداری از حق و به بازی گرفتند و زندگی دنیا مغرورشان کرد. پس همان‌گونه که آنان دیدار امروز خود را از یاد بردند و آیات ما را انکار (و انگار) می‌کردند، ما (هم) امروز آنان را از یاد می‌بریم. quran_en_fa For We had certainly sent unto them a Book, based on knowledge, which We explained in detail,- a guide and a mercy to all who believe. و برای آنان کتابی [عظیم و با ارزش] آوردیم که آن را از روی دانشی [گسترده و دقیق] بیان کردیم، در حالی که برای گروهی که ایمان آوردند، سراسر هدایت و رحمت است.///و برای آنان کتابی [عظیم و با ارزش] آوردیم که آن را از روی دانشی [گسترده و دقیق] بیان کردیم، در حالی که برای گروهی که ایمان آوردند، سراسر هدایت و رحمت است.///براى هدایت مؤمنان و بخشایش به ایشان کتابى آوردیم که در آن هر چیز را از روى دانش به تفصیل بیان کرده‌ایم.///و به راستى ما براى آنان کتابى آوردیم که آن را بر اساس علم و دانش تفصیل دادیم تا براى قومى که ایمان مى‌آورند هدایت و رحمتى باشد///و در حقیقت، ما براى آنان کتابى آوردیم که آن را از روى دانش، روشن و شیوایش ساخته‌ایم، و براى گروهى که ایمان مى‌آورند هدایت و رحمتى است.///ما کتابى براى آنها آوردیم که آن را براساس علم شرح دادیم. [کتابى] که مایه‌ی هدایت و رحمت براى جمعیتى است که ایمان مى‌آورند.///و محققا ما برای ایشان کتابی آوردیم که در آن هر چیز را بر اساس علم و دانش تفصیل دادیم برای هدایت و رحمت آن گروه که ایمان می‌آورند.///و به راستی که برای آنان کتابی آورده‌ایم که از روی علم، روشن و شیوایش ساخته‌ایم، و رهنمود و رحمتی است برای اهل ایمان‌///ما کتابی برای آنها آوردیم که (اسرار و رموز) آن را با آگاهی شرح دادیم؛ (کتابی) که مایه هدایت و رحمت برای جمعیتی است که ایمان می‌آورند.///و همانا آوردیمشان به کتابی که تفصیلش دادیم بر دانش هدایت و رحمتی برای قومی که ایمان آرند///و به‌راستی و درستی ما با کتابی آمدیمشان (که) از روی علم جداسازیش کردیم، حال آنکه برای گروهی که ایمان می‌آورند هدایت و رحمتی است. quran_en_fa Do they just wait for the final fulfilment of the event? On the day the event is finally fulfilled, those who disregarded it before will say: "The messengers of our Lord did indeed bring true (tidings). Have we no intercessors now to intercede on our behalf? Or could we be sent back? then should we behave differently from our behaviour in the past." In fact they will have lost their souls, and the things they invented will leave them in the lurch. آیا [منکران قرآن برای باور کردن آن] جز تحقق وعده هایش را انتظار می‌برند؟! روزی که حقایق بیان شده در آن [به صورتی ظاهر و آشکار] بیاید، کسانی که از پیش، آن را فراموش کرده بودند، می‌گویند: یقینا فرستادگان پروردگارمان حق را آوردند [ولی ما آن را نپذیرفتیم،] پس آیا [در چنین روزی] شفاعت کنندگانی برای ما هست که ما را شفاعت کنند یا [به دنیا] بازگردانده می‌شویم تا کاری غیر آنچه انجام می‌دادیم، انجام دهیم؟! به راستی آنان [سرمایه] وجودشان را تباه کردند و آنچه را به دروغ [به عنوان شریک خدا به خدا] نسبت می‌دادند [از دستشان رفت و] گم شد.///آیا [منکران قرآن برای باور کردن آن] جز تحقق وعده هایش را انتظار می‌برند؟! روزی که حقایق بیان شده در آن [به صورتی ظاهر و آشکار] بیاید، کسانی که از پیش، آن را فراموش کرده بودند، می‌گویند: یقینا فرستادگان پروردگارمان حق را آوردند [ولی ما آن را نپذیرفتیم،] پس آیا [در چنین روزی] شفاعت کنندگانی برای ما هست که ما را شفاعت کنند یا [به دنیا] بازگردانده می‌شویم تا کاری غیر آنچه انجام می‌دادیم، انجام دهیم؟! به راستی آنان [سرمایه] وجودشان را تباه کردند و آنچه را به دروغ [به عنوان شریک خدا به خدا] نسبت می‌دادند [از دستشان رفت و] گم شد.///آیا جز نتیجه اعمال انتظارى دارند؟ روزى که نتیجه اعمال پدیدار شود، کسانى که آن روز را از یاد برده مى‌گویند: پیامبران پروردگار ما به حق آمدند. آیا شفیعانى هستند که ما را شفاعت کنند؟ یا آنکه کسى هست که ما را باز گرداند تا کارهاى دیگرى جز آن کارها که مى‌کردیم، انجام دهیم؟ به خود زیان رسانیدند و آن بتان را که به دروغ ساخته بودند اینک از دست داده‌اند.///آیا آنها جز در انتظار تأویل آنند؟ روزى که تأویل آن بیاید، کسانى که پیش‌تر آن را به فراموشى سپردند گویند: حقا فرستادگان پروردگارمان حق را آوردند، پس آیا براى ما شفیعانى هست که شفاعت ما کنند، یا بازگردانده شویم تا غیر از آنچه مى‌کردیم انجام دهیم؟ [آرى‌///آیا [آنان‌] جز در انتظار تأویل آنند؟ روزى که تأویلش فرا رسد، کسانى که آن را پیش از آن به فراموشى سپرده‌اند مى‌گویند: «حقا فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند. پس آیا [امروز] ما را شفاعتگرانى هست که براى ما شفاعت کنند یا [ممکن است به دنیا] بازگردانیده شویم، تا غیر از آنچه انجام مى‌دادیم انجام دهیم؟» به راستى که [آنان‌] به خویشتن زیان زدند، و آنچه را به دروغ مى‌ساختند از کف دادند.///آیا آنها انتظار دارند سرانجام تهدیدهاى الهى را مشاهده کنند؟ آن روز که این امر صورت گیرد، [بیدارى سودى نخواهد داشت و] آنها که آن را قبلا فراموش کرده بودند، مى‌گویند: «فرستادگان پروردگار ما به حق آمدند، آیا [امروز] شفیعانى براى ما وجود دارند که ما را شفاعت کنند؟ یا [امکان دارد] بازگردیم و اعمالى غیر از آنچه انجام دادیم، انجام دهیم؟!» [ولى] آنها سرمایه وجود خود را از دست دادند و معبودهایى را که به دروغ ساخته بودند، همگى از نظرشان گم مى‌شوند.///آیا جز این انتظار دارند که تأویل آن (آیات و مآل اعمال آنها هنگام مرگ یا ظهور قیامت) به آنان برسد؟ آن روز که تأویل آن فرا رسد کسانی که آن را پیش از این فراموش کرده بودند خواهند گفت: همانا رسولان پروردگارمان حق را برای ما آوردند (کاش مخالفت نمی‌کردیم) آیا کسی به شفاعت ما بر خواهد خاست یا بار دیگر به دنیا باز می‌گردیم تا غیر از این اعمال زشت به اعمال صالحی بپردازیم؟ راستی که آن کافران خود را در زیان سخت افکنده‌اند و آنچه به دروغ می‌بافتند همه نابود شده و از دستشان رفته است.///فقط منتظر سرانجام آن هستند، روزی که سرانجام آن درآید، کسانی که پیشتر آن را فراموش کرده بودند، گویند بی‌شک فرستادگان پروردگارمان حق و حقیقت را آوردند آیا شفیعانی داریم که برای ما شفاعت کنند یا [به دنیا] بازگردانده شویم و [این بار] کاری جز آنچه می‌کردیم در پیش بگیریم؟ به راستی که به خود زیان زدند و بر ساخته‌هایشان نابود گردید///آیا آنها جز انتظار تأویل آیات (و فرا رسیدن تهدیدهای الهی) دارند؟ آن روز که تأویل آنها فرا رسد، (کار از کار گذشته، و پشیمانی سودی ندارد؛ و) کسانی که قبلا آن را فراموش کرده بودند می‌گویند: «فرستادگان پروردگار ما، حق را آوردند؛ آیا (امروز) شفیعانی برای ما وجود دارند که برای ما شفاعت کنند؟ یا (به ما اجازه داده شود به دنیا) بازگردیم، و اعمالی غیر از آنچه انجام می‌دادیم، انجام دهیم؟!» (ولی) آنها سرمایه وجود خود را از دست داده‌اند؛ و معبودهایی را که به دروغ ساخته بودند، همگی از نظرشان: گم می‌شوند. (نه راه بازگشتی دارند، و نه شفیعانی!)///آیا انتظاری جز تأویل آن دارند روزی که رسد تأویلش گویند آنان که فراموشش نمودند از پیش همانا بیامد فرستادگان پروردگار ما به حق آیا ما را است شفیعانی که شفاعت کنند برای ما یا بازگردانیده شویم تا بکنیم جز آنچه را بودیم می‌کردیم همانا زیان کردند خویشتن را و گم شد از ایشان آنچه بودند دروغ می‌بستند///آیا (آنان) جز نظر و انتظار تأویل آن را دارند؟ روزی که تأویلش فرا رسد، کسانی که آن را پیش از آن به فراموشی سپرده‌اند گویند: «حقا (که‌) فرستادگان پروردگارمان (تمامی) حق را آوردند. پس آیا (امروز) ما را شفاعتگرانی هستند که برای ما شفاعت کنند یا (به دنیا) باز گردانیده شویم، تا غیر از آنچه انجام می‌داده‌ایم انجام دهیم‌؟» به‌راستی آنان خود را باخته و زیان کرده‌اند و آنچه را که افترا می‌زده‌اند از آنان گم گشته است. quran_en_fa Your Guardian-Lord is Allah, Who created the heavens and the earth in six days, and is firmly established on the throne (of authority): He draweth the night as a veil o'er the day, each seeking the other in rapid succession: He created the sun, the moon, and the stars, (all) governed by laws under His command. Is it not His to create and to govern? Blessed be Allah, the Cherisher and Sustainer of the worlds! به یقین پروردگار شما خداست که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید، سپس بر تخت [فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش] چیره و مسلط شد، شب را در حالی که همواره با شتاب روز را می‌جوید بر روز می‌پوشاند، و خورشید و ماه و ستارگان را که مسخر فرمان اویند [پدید آورد]؛ آگاه باشید که آفریدن و فرمان [نافذ نسبت به همه موجودات] مخصوص اوست؛ همیشه سودمند و با برکت است، پروردگار عالمیان.///به یقین پروردگار شما خداست که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید، سپس بر تخت [فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش] چیره و مسلط شد، شب را در حالی که همواره با شتاب روز را می‌جوید بر روز می‌پوشاند، و خورشید و ماه و ستارگان را که مسخر فرمان اویند [پدید آورد]؛ آگاه باشید که آفریدن و فرمان [نافذ نسبت به همه موجودات] مخصوص اوست؛ همیشه سودمند و با برکت است، پروردگار عالمیان.///پروردگار شما الله است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید. پس به عرش پرداخت. شب را در روز مى‌پوشاند و روز شتابان آن را مى‌طلبد. و آفتاب و ماه و ستارگان مسخر فرمان او هستند. آگاه باشید که او راست آفرینش و فرمانروایى. خدا آن پروردگار جهانیان به غایت بزرگ است.///همانا پروردگار شما آن خدایى است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر عرش استیلا یافت. روز را به شب مى‌پوشاند که شتابان از پى آن است، و خورشید و ماه و ستارگان را [آفرید] که مسخر فرمان او هستند. آگاه باش که خلق و امر از آن اوست. پاینده است خد///در حقیقت، پروردگار شما آن خدایى است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید؛ سپس بر عرش [جهاندارى‌] استیلا یافت. روز را به شب -که شتابان آن را مى طلبد- مى‌پوشاند، و [نیز] خورشید و ماه و ستارگان را که به فرمان او رام شده‌اند [پدید آورد]. آگاه باش که [عالم‌] خلق و امر از آن اوست. فرخنده خدایى است پروردگار جهانیان.///پروردگار شما، خدایى است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز [و دوران] آفرید، سپس به تدبیر جهان هستى پرداخت، با [پرده­ی تاریک] شب، روز را مى‌پوشاند و شب به دنبال روز به سرعت در حرکت است و خورشید و ماه و ستارگان را آفرید، در حالى که رام شده فرمان او هستند. آگاه باشید که آفرینش و تدبیر [جهان] براى او [و به فرمان او] است. پر برکت [و زوال­ناپذیر] است، خدایى که پروردگار جهانیان است.///پروردگار شما آن خدایی است که آسمانها و زمین را در شش روز خلق کرد، آن گاه بر عرش (فرمانروایی) قرار گرفت، روز را به پرده شب (و به عکس) در پوشاند که با شتاب در پی آن پوید، و نیز خورشید و ماه و ستارگان را مسخر فرمان خود آفرید. آگاه باشید که ملک آفرینش خاص خداست و حکم نافذ فرمان اوست، بس منزه و بلند مرتبه است خدای یکتا که پروردگار عالمیان است.///همانا پروردگار شما کسی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید، سپس [ملکوتش کامل شد و] بر عرش استیلاء یافت، شب را به روز [و روز را به شب‌] -که آن را شتابان می‌جویدمی‌پوشاند، و خورشید و ماه و ستارگان را [آفرید] که رام شده فرمان اویند، بدانید که خلق و امر او راست، بزرگا خداوندا که پروردگار جهانیان است‌///پروردگار شما، خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز [= شش دوران‌] آفرید؛ سپس به تدبیر جهان هستی پرداخت؛ با (پرده تاریک) شب، روز را می‌پوشاند؛ و شب به دنبال روز، به سرعت در حرکت است؛ و خورشید و ماه و ستارگان را آفرید، که مسخر فرمان او هستند. آگاه باشید که آفرینش و تدبیر (جهان)، از آن او (و به فرمان او) ست! پر برکت (و زوال‌ناپذیر) است خداوندی که پروردگار جهانیان است!///همانا پروردگار شما خداوندی است که آفرید آسمانها و زمین را در شش روز سپس پرداخت به عرش می‌پوشاند (فرامی گیرد) شب را به روز که در پی آن است به شتاب و مهر و ماه و ستارگان مسخرند به فرمانش همانا او راست آفرینش و امر بزرگ است خداوند پروردگار جهانیان‌///بی‌گمان پروردگارتان خدایی است که آسمان‌ها و زمین را در شش زمان آفرید، سپس بر عرش (جهان‌داری) استیلا یافت. روز را به شب - حال آنکه شتابان آن را می‌طلبد - می‌پوشاند، حال آنکه خورشید و ماه و ستارگان به فرمان او رامند. هان (که عالم) خلق و امر (خلقت) از آن اوست. فرخنده است خدا، پروردگار جهانیان. quran_en_fa Call on your Lord with humility and in private: for Allah loveth not those who trespass beyond bounds. پروردگارتان را از روی فروتنی و زاری و مخفیانه بخوانید [و از آداب و شرایط دعا تجاوز نکنید]؛ یقینا خدا متجاوزان را دوست ندارد.///پروردگارتان را از روی فروتنی و زاری و مخفیانه بخوانید [و از آداب و شرایط دعا تجاوز نکنید]؛ یقینا خدا متجاوزان را دوست ندارد.///پروردگارتان را با تضرع و در نهان بخوانید، زیرا او متجاوزان سرکش را دوست ندارد.///پروردگار خود را به زارى و نهانى بخوانید که او متجاوزان را دوست نمى‌دارد///پروردگار خود را به زارى و نهانى بخوانید که او از حدگذرندگان را دوست نمى‌دارد.///پروردگار خود را از روى تضرع و پنهانى، بخوانید [و از تجاوز، دست بردارید که] او متجاوزان را دوست نمی‌دارد.///خدای خود را به تضرع و زاری و نهانی (به صدای آهسته که به اخلاص نزدیک است) بخوانید (و از اندازه مگذرید) که خدا هرگز متجاوزان را دوست نمی‌دارد.///پروردگارتان را به زاری و پنهانی بخوانید، که او از حد درگذرندگان را دوست ندارد///پروردگار خود را (آشکارا) از روی تضرع، و در پنهانی، بخوانید! (و از تجاوز، دست بردارید که) او متجاوزان را دوست نمی‌دارد!///بخوانید پروردگار خویش را به زاری و نهان که او دوست ندارد تجاوزگران را///پروردگارتان را در حال زاری و نهانی بخوانید؛ بی‌گمان او از حد گذرندگان را دوست نمی‌دارد. quran_en_fa Do no mischief on the earth, after it hath been set in order, but call on Him with fear and longing (in your hearts): for the Mercy of Allah is (always) near to those who do good. و در زمین پس از اصلاح آن [به وسیله رسالت پیامبران] فساد مکنید، و خدا را از روی بیم و امید بخوانید، که یقینا رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است.///و در زمین پس از اصلاح آن [به وسیله رسالت پیامبران] فساد مکنید، و خدا را از روی بیم و امید بخوانید، که یقینا رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است.///در زمین آنگاه که به صلاح آمده است فساد مکنید. و خدا را از روى بیم و امید بخوانید. و رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است.///و در زمین از پس اصلاح آن فساد نکنید، و او را با بیم و امید بخوانید که رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است///و در زمین پس از اصلاح آن فساد مکنید، و با بیم و امید او را بخوانید که رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است.///و در زمین فساد مکنید بعد از آن که اصلاح شده است و او را با بیم و امید بخوانید، [بیم از مسئولیت‌ها و امید به رحمتش، و نیکى کنید،] زیرا رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است.///و هرگز در زمین پس از آنکه کار آن (به امر حق و شرع رسول حق) نظم و صلاح یافت به فساد و تباهکاری برنخیزید، و خدا را هم از راه ترس و هم از روی امید بخوانید، که البته رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است.///و در این سرزمین پس از آنکه به صلاح آمده است، فتنه و فساد مکنید، و او را با بیم و امید بخوانید که رحمت الهی به نیکوکاران نزدیک است///و در زمین پس از اصلاح آن فساد نکنید، و او را با بیم و امید بخوانید! (بیم از مسؤولیتها، و امید به رحمتش. و نیکی کنید) زیرا رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است!///و فساد نکنید در زمین پس از اصلاحش و بخوانیدش از راه بیم و امید همانا رحمت خدا نزدیک است به نیکوکاران‌///و در زمین پس از اصلاح آن افساد مکنید و با بیم و امید او را بخوانید. همواره رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است. quran_en_fa It is He Who sendeth the winds like heralds of glad tidings, going before His mercy: when they have carried the heavy-laden clouds, We drive them to a land that is dead, make rain to descend thereon, and produce every kind of harvest therewith: thus shall We raise up the dead: perchance ye may remember. و اوست که بادها را پیشاپیش [باران] رحمتش به عنوان مژده دهنده می‌فرستد تا هنگامی که ابرهای سنگین بار را بردارند، آن را به سوی سرزمینی مرده می‌رانیم، پس به وسیله آن باران نازل می‌کنیم و به وسیله باران از هر نوع میوه [از زمین] بیرون می‌آوریم [و] مردگان را نیز [در روز قیامت] این گونه [از لابلای گورها] بیرون می‌آوریم، [باد، ابر، باران، زمین، روییدن گیاهان و انواع میوه‌ها را مثل زدیم] تا متذکر و یادآور [اراده و قدرت بی نهایت خدا] شوید.///و اوست که بادها را پیشاپیش [باران] رحمتش به عنوان مژده دهنده می‌فرستد تا هنگامی که ابرهای سنگین بار را بردارند، آن را به سوی سرزمینی مرده می‌رانیم، پس به وسیله آن باران نازل می‌کنیم و به وسیله باران از هر نوع میوه [از زمین] بیرون می‌آوریم [و] مردگان را نیز [در روز قیامت] این گونه [از لابلای گورها] بیرون می‌آوریم، [باد، ابر، باران، زمین، روییدن گیاهان و انواع میوه‌ها را مثل زدیم] تا متذکر و یادآور [اراده و قدرت بی نهایت خدا] شوید.///و اوست که پیشاپیش رحمت خود بادها را به بشارت مى‌فرستد. چون بادها ابرهاى گرانبار را بردارند، ما آن را به سرزمینهاى مرده روان سازیم و از آن باران مى‌فرستیم و به باران هر گونه ثمره‌اى را مى‌رویانیم. مردگان را نیز اینچنین زنده مى‌گردانیم شاید پند گیرید.///و اوست که بادها را پیشاپیش [باران‌] رحمتش مژده‌رسان مى‌فرستد، تا آن‌گاه که ابرهاى گرانبار را بردارند، آن را به سوى سرزمین مرده برانیم و آب از آن فرود آورده، با آن، همه گونه محصولات برآوریم. مردگان را نیز همین گونه بیرون مى‌آوریم، باشد که متذکر شوید///و اوست که بادها را پیشاپیش [باران‌] رحمتش مژده‌رسان مى‌فرستد، تا آن گاه که ابرهاى گرانبار را بردارند، آن را به سوى سرزمینى مرده برانیم، و از آن، باران فرود آوریم؛ و از هر گونه میوه‌اى [از خاک] برآوریم. بدینسان مردگان را [نیز از قبرها] خارج مى‌سازیم، باشد که شما متذکر شوید.///او کسى است که بادها را مژده‌اى پیشاپیش [باران] رحمتش می‌فرستد تا زمانى که ابرهاى سنگین، بار را [بر دوش خود] حمل کنند، در این هنگام آنها را به ­سوى سرزمین‌هاى مرده می‌فرستیم و به­ وسیله آن آب [حیات بخش] نازل می­کنیم، و با آن از هرگونه میوه‌اى [از خاک تیره] بیرون مى‌آوریم و این­گونه [در قیامت،] مردگان را زنده می‌کنیم تا متذکر شوید.///و او خدایی است که بادها را به بشارت باران رحمت خویش در پیش فرستد، تا چون بار ابرهای سنگین را بر دارند ما آنها را به شهر و دیاری که (از بی آبی) مرده است برانیم و بدان سبب باران فرو فرستیم و هرگونه ثمر و حاصل از آن بر آوریم، همین گونه مردگان را هم از خاک برانگیزیم، باشد که (بر اهوال قیامت خود) متذکر گردید.///و او کسی است که بادها را پیشاپیش رحمتش [باران‌] مژده بخش می‌فرستد، تا آنکه ابرهای گرانبار را [همراه‌] بردارد و آن را به سوی زمین بایری برانیم و از آن آب [باران‌] فرو فرستیم و به آن هر میوه‌ای برآوریم، مردگان را نیز بدین‌سان برانگیزانیم، باشد که پند گیرید///او کسی است که بادها را بشارت دهنده در پیشاپیش (باران) رحمتش می‌فرستد؛ تا ابرهای سنگین‌بار را (بر دوش) کشند؛ (سپس) ما آنها را به سوی زمینهای مرده می‌فرستیم؛ و به وسیله آنها، آب (حیاتبخش) را نازل می‌کنیم؛ و با آن، از هرگونه میوه‌ای (از خاک تیره) بیرون می‌آوریم؛ این گونه (که زمینهای مرده را زنده کردیم،) مردگان را (نیز در قیامت) زنده می‌کنیم، شاید (با توجه به این مثال) متذکر شوید!///و او است آنکه فرستد بادها را مژده‌ای پیش روی رحمتش تا گاهی که بردارند ابرهائی سنگین برانیمش بسوی شهری مرده تا فرود آریم بدان آب را پس برون آوریم بدان از هر میوه بدینسان برون آوریم مردگان را شاید یادآور شوید///و اوست کسی که بادها را پیشاپیش (باران) رحمتش مژده‌رسان می‌فرستد، تا آن‌گاه که ابرهایی (برخاسته از بخار) گران‌بار را (سبک‌بار) بر کنند. آن را برای (زنده ساختن) سرزمینی مرده برانیم، پس با آن، باران فرود آوریم؛ در نتیجه از هر گونه ثمره‌ای (از خاک و آب) بر آوریم. بدین‌سان مردگان را (نیز از قبرهاشان) بیرون آوریم؛ شاید شما به‌درستی یاد آورید. quran_en_fa From the land that is clean and good, by the will of its Cherisher, springs up produce, (rich) after its kind: but from the land that is bad, springs up nothing but that which is niggardly: thus do we explain the signs by various (symbols) to those who are grateful. و زمین پاک است که گیاهش به اذن پروردگارش بیرون می‌آید، و زمینی که ناپاک است، جز گیاهی اندک و بی سود از آن بیرون نمی‌آید؛ این گونه نشانه‌ها را برای گروهی که سپاس گزارند [به صورت‌های گوناگون] بیان می‌کنیم.///و زمین پاک است که گیاهش به اذن پروردگارش بیرون می‌آید، و زمینی که ناپاک است، جز گیاهی اندک و بی سود از آن بیرون نمی‌آید؛ این گونه نشانه‌ها را برای گروهی که سپاس گزارند [به صورت‌های گوناگون] بیان می‌کنیم.///و سرزمین خوب گیاه آن به فرمان پروردگارش مى‌روید، و زمین بد جز اندک گیاهى از آن پدید نمى‌آید. براى مردمى که سپاس مى‌گویند آیات خدا را اینچنین گونه‌گون بیان مى‌کنیم.///و سرزمین پاک، گیاه آن به اذن پروردگارش [نیکو] برآید و آن [زمینى‌] که ناپاک است جز حاصلى ناچیز بر نیاورد. بدین‌سان آیات خود را براى مردمى که شاکرند گوناگون بیان مى‌کنیم///و زمین پاک [و آماده‌]، گیاهش به اذن پروردگارش برمى‌آید؛ و آن [زمینى‌] که ناپاک [و نامناسب‌] است [گیاهش‌] جز اندک و بى‌فایده برنمى‌آید. این گونه، آیات [خود] را براى گروهى که شکر مى‌گزارند، گونه‌گون بیان مى‌کنیم.///و سرزمین پاکیزه گیاهش به فرمان پروردگار می‌روید؛ و سرزمین پلید [و شوره‌زار،] جز گیاه ناچیز و بى‌ارزش از آن نمی‌روید. این­گونه آیات را براى آنها که شکرگزارند، بیان می‌کنیم.///زمین پاک نیکو گیاهش به اذن خدایش (نیکو) بر آید، و از زمین خشن ناپاک بیرون نیاید جز گیاه اندک و کم‌ثمر. این گونه ما آیات (قدرت) را به هر بیان توضیح می‌دهیم برای قومی که شکر خدا به جای آرند.///و زمین پاک گیاهش به اذن پروردگارش می‌روید و آنچه پلید است جز [حاصلی‌] ناچیز برنیاورد، بدین‌سان آیات [خود] را برای سپاسگزاران گونه‌گون بیان می‌داریم‌///سرزمین پاکیزه) و شیرین)، گیاهش به فرمان پروردگار می‌روید؛ اما سرزمینهای بد طینت (و شوره‌زار)، جز گیاه ناچیز و بی‌ارزش، از آن نمی‌روید؛ این گونه آیات (خود) را برای آنها که شکرگزارند، بیان می‌کنیم!///و شهر پاک برون آید رستنیش به اذن پروردگارش و آنی که پلید است برون نیاید جز ناچیزی پست بدینسان بگردانیم آیتها را برای قومی که شکرگزارند///و روییدنی زمین پاکیزه، به اذن پروردگارش برون می‌آید و آن (زمینی) که ناپاکیزه شد (گیاهش) جز به سختی و نکبت‌باری برون نمی‌آید. این‌گونه، آیات (خود) را برای گروهی که شکر می‌گزارند، گونه‌گون (بیان) می‌کنیم. quran_en_fa We sent Noah to his people. He said: "O my people! worship Allah! ye have no other god but Him. I fear for you the punishment of a dreadful day! به یقین، نوح را به سوی قومش فرستادیم، پس به آنان گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید، که شما را جز او معبودی نیست، من قطعا از عذاب روزی بزرگ بر شما می‌ترسم.///به یقین، نوح را به سوی قومش فرستادیم، پس به آنان گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید، که شما را جز او معبودی نیست، من قطعا از عذاب روزی بزرگ بر شما می‌ترسم.///نوح را بر قومش به رسالت فرستادیم. گفت: اى قوم من، الله را بپرستید، شما را خدایى جز او نیست، من از عذاب روزى بزرگ بر شما بیمناکم.///همانا نوح را به سوى قومش فرستادیم. پس گفت: اى قوم من! خدا را بپرستید که براى شما معبودى جز او نیست. همانا من از عذاب روزى بزرگ بر شما بیمناکم///همانا نوح را به سوى قومش فرستادیم. پس گفت: «اى قوم من، خدا را بپرستید که براى شما معبودى جز او نیست، من از عذاب روزى سترگ بر شما بیمناکم.»///ما نوح را به سوى قومش فرستادیم، او به آنها گفت: «اى قوم من! [تنها] خداوند یگانه را پرستش کنید که معبودى جز او براى شما نیست، من بر شما از عذاب روز بزرگى می‌ترسم.»///همانا نوح را به قومش فرستادیم، گفت: ای قوم، خدای یکتا را پرستید که جز او شما را خدایی نیست، من بر شما از عذاب روزی بزرگ (یعنی قیامت) می‌ترسم.///به راستی که نوح را به سوی قومش فرستادیم پس آنگاه گفت ای قوم من خداوند را که خدایی جز او ندارید بپرستید، که من بر شما از عذاب روزی سترگ می‌ترسم‌///ما نوح را به سوی قومش فرستادیم؛ او به آنان گفت: «ای قوم من! (تنها) خداوند یگانه را پرستش کنید، که معبودی جز او برای شما نیست! (و اگر غیر او را عبادت کنید،) من بر شما از عذاب روز بزرگی می‌ترسم!»///همانا فرستادیم نوح را بسوی قوم او پس گفت ای قوم پرستش کنید خدا را نیست شما را خدائی جز او همانا بیمناکم بر شما از عذاب روزی بزرگ‌///همانا نوح را به‌راستی سوی قومش فرستادیم. پس گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستید، برای شما هیچ معبودی جز او نیست، به‌راستی من از عذاب روزی بزرگ بر شما بیمناکم.» quran_en_fa The leaders of his people said: "Ah! we see thee evidently wandering (in mind)." اشراف و سران قومش گفتند: مسلما ما تو را در گمراهی آشکار می‌بینیم!///اشراف و سران قومش گفتند: مسلما ما تو را در گمراهی آشکار می‌بینیم!///مهتران قومش گفتند: تو را به آشکارا در گمراهى مى‌بینیم.///سران قومش گفتند: به راستى ما تو را در ضلالتى آشکار مى‌بینیم///سران قومش گفتند: «واقعا ما تو را در گمراهى آشکارى مى‌بینیم.»///اشراف قومش به او گفتند: «ما تو را در گمراهى آشکارى مى‌بینیم!»///مهتران قومش گفتند که ما تو را در گمراهی آشکاری می‌بینیم.///بزرگان قومش گفتند ما تو را در گمراهی آشکار می‌بینیم‌///(ولی) اشراف قومش به او گفتند: «ما تو را در گمراهی آشکاری می‌بینیم!»///گفتند توده قومش هر آینه می‌بینیمت در گمراهی آشکار///سرشناسان قومش گفتند: «بی‌چون ما تو را بس در ژرفای گمراهی آشکارگری می‌بینیم.» quran_en_fa He said: "O my people! No wandering is there in my (mind): on the contrary I am a messenger from the Lord and Cherisher of the worlds! گفت: ای قوم من! هیچ گمراهی و انحرافی در من نیست، بلکه من فرستاده‌ای از سوی پروردگار جهانیانم.///گفت: ای قوم من! هیچ گمراهی و انحرافی در من نیست، بلکه من فرستاده‌ای از سوی پروردگار جهانیانم.///گفت: اى قوم من، گمراهى را در من راهى نیست، من پیامبرى از جانب پروردگار جهانیانم.///گفت: اى قوم من! هیچ گونه گمراهى در من نیست، بلکه من فرستاده‌اى از جانب پروردگار عالمیانم///گفت: «اى قوم من، هیچ گونه گمراهى در من نیست، بلکه من فرستاده‌اى از جانب پروردگار جهانیانم.///گفت: «اى قوم من! هیچ گمراهى در من نیست، بلکه من فرستاده پروردگار جهانیانم.///نوح گفت: ای قوم، من اصلا در گمراهی نیستم لیکن من رسولی از سوی رب العالمینم.///گفت ای قوم من، در من هیچ‌گونه گمراهی نیست، بلکه من پیامبری از سوی پروردگار جهانیان هستم‌///گفت: «ای قوم من! هیچ گونه گمراهی در من نیست؛ ولی من فرستاده‌ای از جانب پروردگار جهانیانم!///گفت ای قوم نیست به من گمراهی‌ای لیکن منم فرستاده از پروردگار جهانیان‌///گفت: «ای قوم من! هیچ‌گونه گمراهی در من نیست، بلکه من فرستاده‌ای از جانب پروردگار جهانیا‌نم.» quran_en_fa "I but fulfil towards you the duties of my Lord's mission: Sincere is my advice to you, and I know from Allah something that ye know not. پیام‌های پروردگارم را به شما می‌رسانم، و برای شما خیرخواهی می‌کنم و از سوی خدا حقایقی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.///پیام‌های پروردگارم را به شما می‌رسانم، و برای شما خیرخواهی می‌کنم و از سوی خدا حقایقی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.///پیامهاى پروردگارم را به شما مى‌رسانم و شما را اندرز مى‌دهم و از خدا، آن مى‌دانم که شما نمى‌دانید.///پیام‌هاى پروردگار خویش را به شما مى‌رسانم و اندرزتان مى‌دهم و از خدا چیزها مى‌دانم که شما نمى‌دانید///پیامهاى پروردگارم را به شما مى‌رسانم و اندرزتان مى‌دهم و چیزهایى از خدا مى‌دانم که [شما] نمى‌دانید.»///رسالت‌هاى پروردگارم را به شما ابلاغ می‌کنم و خیرخواه شما هستم. چیزهایى می‌دانم که شما نمى‌دانید.///پیغام خدایم را به شما می‌رسانم و به شما نصیحت و خیرخواهی می‌کنم و از سوی خدا به اموری آگاهم (مانند قیامت و حساب و کیفر اعمال) که شما آگاه نیستید.///که پیامهای پروردگارم را به شما برسانم و خیر و صلاح شما را بجویم، و من از جانب خداوند چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌دانید///رسالتهای پروردگارم را به شما ابلاغ می‌کنم؛ و خیرخواه شما هستم؛ و از خداوند چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌دانید.///که می‌رسانم به شما پیامهای پروردگار خویش را و اندرز گویم شما را و می‌دانم از خدا آنچه نمی‌دانید///«رسالت‌های پروردگارم را به شما مکرر (و پیگیر) می‌رسانم و اندرزتان می‌دهم و چیزهایی از خدا می‌دانم که (شما) نمی‌دانید.» quran_en_fa "Do ye wonder that there hath come to you a message from your Lord, through a man of your own people, to warn you,- so that ye may fear Allah and haply receive His Mercy?" آیا تعجب کردید که بر مردی از جنس خودتان معارفی از سوی پروردگارتان آمده تا شما را [از عذاب دنیا و آخرت] بیم دهد، و تا شما پرهیزکاری کنید و برای اینکه مورد رحمت قرار گیرید؟!///آیا تعجب کردید که بر مردی از جنس خودتان معارفی از سوی پروردگارتان آمده تا شما را [از عذاب دنیا و آخرت] بیم دهد، و تا شما پرهیزکاری کنید و برای اینکه مورد رحمت قرار گیرید؟!///آیا از اینکه بر مردى از خودتان از جانب پروردگارتان وحى نازل شده است تا شما را بترساند و پرهیزگارى کنید و کارى کند که مورد رحمت قرار گیرید، به شگفت آمده‌اید؟///آیا تعجب کردید که بر مردى از خودتان تذکارى از جانب پروردگارتان آمده که شما را هشدار دهد و براى این که پرهیزکار شوید و شاید مورد رحمت قرار گیرید///آیا تعجب کردید که بر مردى از خودتان، پندى از جانب پروردگارتان براى شما آمده تا شما را بیم دهد و تا شما پرهیزگارى کنید و باشد که مورد رحمت قرار گیرید؟///آیا تعجب کرده‌اید که دستور آگاه‌کننده‌ی پروردگارتان به وسیله مردى از میان شما به شما برسد، تا [از عواقب اعمال خلاف] بیمتان دهد؟ پرهیزکارى پیشه کنید، شاید مشمول رحمت گردید.»///آیا تعجب کرده و در نظر شما شگفت‌انگیز است که مردی از خودتان از جانب خدا به یادآوری شما فرستاده شده تا مگر شما را (از عذاب قیامت) بترساند و تا پرهیزکار شوید و باشد که مورد لطف خدا گردید؟///آیا تعجب کرده‌اید که از سوی پروردگارتان پندی بر مردی از قوم خودتان برای شما نازل شده باشد تا شما را هشدار دهد و پروا و پرهیز پیشه کنید، و باشد که مشمول رحمت او شوید///آیا تعجب کرده‌اید که دستور آگاه کننده پروردگارتان به وسیله مردی از میان شما به شما برسد، تا (از عواقب اعمال خلاف) بیمتان دهد، و (در پرتو این دستور،) پرهیزگاری پیشه کنید و شاید مشمول رحمت (الهی) گردید؟!///و آیا شگفت ماندید که بیامدتان یادآوریی از پروردگارتان بر مردی از شما که بیم دهد شما را و تا پرهیزکاری کنید و شاید رحم آورده شوید///«آیا و تعجب کردید که بر مردی از خودتان، یادواره‌ای از جانب پروردگارتان برایتان آمد، تا شما را هشدار دهد و تا شما پرهیزگاری کنید و شاید مورد رحمت قرار گیرید؟» quran_en_fa But they rejected him, and We delivered him, and those with him, in the Ark: but We overwhelmed in the flood those who rejected Our signs. They were indeed a blind people! پس او را تکذیب کردند، ما هم او و کسانی که در کشتی همراهش بودند، نجات دادیم و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، غرق نمودیم؛ زیرا آنان گروهی کوردل بودند.///پس او را تکذیب کردند، ما هم او و کسانی که در کشتی همراهش بودند، نجات دادیم و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، غرق نمودیم؛ زیرا آنان گروهی کوردل بودند.///پس تکذیبش کردند و ما او و کسانى را که با او در کشتى بودند رهانیدیم و آنان را که آیات ما را دروغ مى‌انگاشتند غرقه ساختیم، که مردمى بى‌بصیرت بودند.///پس او را تکذیب کردند، و ما او و کسانى را که با وى در کشتى بودند نجات دادیم، و آنها را که آیات ما را تکذیب نمودند غرق کردیم. به تحقیق آنها قومى کوردل بودند///پس او را تکذیب کردند، و ما او و کسانى را که با وى در کشتى بودند نجات دادیم؛ و کسانى را که آیات ما را دروغ پنداشتند غرق کردیم، زیرا آنان گروهى کور [دل‌] بودند.///اما سرانجام او را تکذیب کردند، و ما، او و کسانى را که با وى در کشتى بودند، رهایى بخشیدیم، و آنها که آیات ما را تکذیب کردند، غرق نمودیم. چه این که آنها جمعیتى کوردل بودند.///پس آن رسول را تکذیب کردند، ما هم او و پیروانش را که با او در کشتی بودند نجات بخشیدیم و آنان را که آیات ما را تکذیب کردند غرق کردیم، که مردمی کوردل بودند.///آنگاه او را دروغگو انگاشتند و ما او و کسانی را که در کشتی همراهش بودند نجات دادیم و دروغ‌انگاران آیات خود را غرق کردیم که قومی کوردل بودند///اما سرانجام او را تکذیب کردند؛ و ما او و کسانی را که با وی در کشتی بودند، رهایی بخشیدیم؛ و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، غرق کردیم؛ چه اینکه آنها گروهی نابینا (و کوردل) بودند.///پس دروغگویش شمردند پس نجاتش دادیم و آنان را که با وی بودند در کشتی و غرق کردیم آنان را که تکذیب کردند آیتهای ما را چه همانا بودند گروهی کوران‌///پس او را تکذیب کردند. در نتیجه ما او و کسانی را که با وی در کشتی بودند نجات دادیم و کسانی را که آیات ما را تکذیب نمودند غرق کردیم. بی‌گمان آنان گروهی کور (دل) بوده‌اند.» quran_en_fa To the 'Ad people, (We sent) Hud, one of their (own) brethren: He said: O my people! worship Allah! ye have no other god but Him will ye not fear (Allah)?" و به سوی قوم عاد، برادرشان هود را فرستادیم، گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید که شما را جز او معبودی نیست، آیا [از زشتی‌ها] نمی‌پرهیزید؟///و به سوی قوم عاد، برادرشان هود را فرستادیم، گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید که شما را جز او معبودی نیست، آیا [از زشتی‌ها] نمی‌پرهیزید؟///و بر قوم عاد، برادرشان هود را فرستادیم. گفت: اى قوم من، الله را بپرستید که شما را جز او خدایى نیست، و چرا نمى‌پرهیزید؟///و به سوى قوم عاد، برادرشان هود را [فرستادیم‌]. گفت: اى قوم من! خدا را بپرستید که براى شما معبودى جز او نیست، پس آیا پروا نمى‌کنید///و به سوى عاد، برادرشان هود را [فرستادیم‌]؛ گفت: «اى قوم من، خدا را بپرستید که براى شما معبودى جز او نیست، پس آیا پرهیزگارى نمى‌کنید؟»///و به سوى قوم عاد، برادرشان، هود را فرستادیم. گفت: «اى قوم من! خدا را پرستش کنید که جز او معبودى براى شما نیست. آیا پرهیزکارى پیشه نمی‌کنید؟!»///و به قوم عاد برادرشان (یعنی مردی از آن قوم) هود را فرستادیم، بدانها گفت: ای قوم، خدای یکتا را پرستید که جز او شما را خدایی نیست، آیا پرهیزکار نمی‌شوید؟///و به سوی قوم عاد برادرشان هود را [فرستادیم‌]، گفت ای قوم من خداوند را که خدایی جز او ندارید بپرستید، آیا پروا نمی‌کنید؟///و به سوی قوم عاد، برادرشان «هود» را (فرستادیم)؛ گفت: «ای قوم من! (تنها) خدا را پرستش کنید، که جز او معبودی برای شما نیست! آیا پرهیزگاری پیشه نمی‌کنید؟!»///و بسوی عاد برادرشان هود را گفت ای قوم پرستش کنید خدا را نیستتان خدائی جز او آیا نمی‌ترسید///و سوی عادیان، برادرشان هود را (فرستادیم). گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستید (که) برای شما معبودی جز او نیست. پس آیا پرهیز نمی‌کنید؟» quran_en_fa The leaders of the Unbelievers among his people said: "Ah! we see thou art an imbecile!" and "We think thou art a liar!" اشراف و سران قومش که کافر بودند گفتند: ما تو را در سبک مغزی و نادانی می‌بینیم و تو را از دروغگویان می‌پنداریم!!///اشراف و سران قومش که کافر بودند گفتند: ما تو را در سبک مغزی و نادانی می‌بینیم و تو را از دروغگویان می‌پنداریم!!///مهتران قوم او که کافر شده بودند، گفتند: مى‌بینیم که به بیخردى گرفتار شده‌اى و پنداریم که از دروغگویان باشى.///سران قومش که کافر شدند، گفتند: بى‌تردید ما تو را در سفاهت مى‌بینیم و جدا تو را از دروغگویان مى‌پنداریم///سران قومش که کافر بودند گفتند: «در حقیقت، ما تو را در [نوعى‌] سفاهت مى‌بینیم و جدا تو را از دروغگویان مى‌پنداریم.»///اشراف کافر قوم او گفتند: «ما تو را در سفاهت [و نادانى و سبک‌مغزى] مى‌بینیم و ما مسلما تو را از دروغگویان می‌دانیم.»///مهتران قومش که کافر شدند گفتند: ما تو را سفیه و بی‌خرد می‌یابیم و گمان می‌کنیم که تو سخت از دروغگویان باشی.///بزرگان قومش که کفر ورزیده بودند گفتند ما تو را دچار بی‌خردی می‌بینیم و ما تو را از دروغگویان می‌دانیم‌///اشراف کافر قوم او گفتند: «ما تو را در سفاهت (و نادانی و سبک مغزی) می‌بینیم، و ما مسلما تو را از دروغگویان می‌دانیم!»///گفتند گروهی که کفر ورزیدند از قومش می‌نگریمت همانا در بی‌خردی و پنداریمت هر آینه از دروغگویان‌///سرشناسان قومش - که کافر بودند - گفتند: «بی‌چون ما تو را بی‌گمان غرق در (ژرفای) سفاهت می‌بینیم و بی‌تردید تو را از دروغگویان گمان می‌کنیم.» quran_en_fa He said: "O my people! I am no imbecile, but (I am) a messenger from the Lord and Cherisher of the worlds! گفت: ای قوم من! در من هیچ سبک مغزی و نادانی نیست، بلکه من فرستاده‌ای از سوی پروردگار جهانیانم.///گفت: ای قوم من! در من هیچ سبک مغزی و نادانی نیست، بلکه من فرستاده‌ای از سوی پروردگار جهانیانم.///گفت: اى قوم من، در من نشانى از بیخردى نیست، من پیامبر پروردگار جهانیانم.///گفت: اى قوم من، مرا هیچ سفاهتى نیست، بلکه من فرستاده‌اى از جانب پروردگار عالمیانم///گفت: «اى قوم من، در من سفاهتى نیست، ولى من فرستاده‌اى از جانب پروردگار جهانیانم.///گفت: «اى قوم من! هیچ­گونه سفاهتى در من نیست، بلکه فرستاده‌اى از طرف پروردگار جهانیانم.///پاسخ داد که‌ای قوم، مرا سفاهتی نیست لیکن من (راستگو و) رسولی از سوی رب العالمینم.///گفت ای قوم من در من هیچ‌گونه بی‌خردی نیست بلکه من پیامبری از سوی پروردگار جهانیان هستم‌///گرفت: «ای قوم من! هیچ گونه سفاهتی در من نیست؛ ولی فرستاده‌ای از طرف پروردگار جهانیانم.///گفت ای قوم نیست به من بی‌خردی و لیکن منم فرستاده از پروردگار جهانیان‌///گفت: «ای قوم من! در من هیچ سفاهتی نیست، ولی من فرستاده‌ای از جانب پروردگار جهانیانم.» quran_en_fa "I but fulfil towards you the duties of my Lord's mission: I am to you a sincere and trustworthy adviser. پیام‌های پروردگارم را به شما می‌رسانم و برای شما خیرخواهی امینم.///پیام‌های پروردگارم را به شما می‌رسانم و برای شما خیرخواهی امینم.///پیامهاى پروردگارم را به شما مى‌رسانم و شما را اندرزگویى امینم.///پیام‌هاى پروردگارم را به شما مى‌رسانم و من براى شما خیرخواهى امین هستم///پیامهاى پروردگارم را به شما مى‌رسانم و براى شما خیر خواهى امینم.»///رسالت‌هاى پروردگارم را به شما ابلاغ می‌کنم، و من خیرخواه امینى براى شما هستم.///پیغام خدایم را به شما می‌رسانم و من برای شما ناصح و خیرخواهی امینم.///که پیامهای پروردگارم را به شما می‌رسانم و من برای شما خیرخواهی امینم‌///رسالتهای پروردگارم را به شما ابلاغ می‌کنم؛ و من خیرخواه امینی برای شما هستم.///که می‌رسانم به شما پیامهای پروردگار خود را و منم برای شما اندرزگوئی امین‌///«به خوبی و رسایی رسالت‌های پروردگارم را به شما می‌رسانم و من برای شما نصیحت‌کننده‌ای امینم.» quran_en_fa "Do ye wonder that there hath come to you a message from your Lord through a man of your own people, to warn you? call in remembrance that He made you inheritors after the people of Noah, and gave you a stature tall among the nations. Call in remembrance the benefits (ye have received) from Allah: that so ye may prosper." آیا تعجب کردید که بر مردی از جنس خودتان معارفی از سوی پروردگارتان آمده تا شما را [از عذاب دنیا و آخرت] بیم دهد؟! و به یاد آورید که شما را جانشینانی پس از قوم نوح قرار داد، و شما را در آفرینش [جسم و جان] نیرومندی و قدرت افزود، پس نعمت‌های خدا را به یاد آورید تا رستگار شوید.///آیا تعجب کردید که بر مردی از جنس خودتان معارفی از سوی پروردگارتان آمده تا شما را [از عذاب دنیا و آخرت] بیم دهد؟! و به یاد آورید که شما را جانشینانی پس از قوم نوح قرار داد، و شما را در آفرینش [جسم و جان] نیرومندی و قدرت افزود، پس نعمت‌های خدا را به یاد آورید تا رستگار شوید.///آیا از اینکه بر مردى از خودتان از جانب پروردگارتان وحى نازل شده است تا شما را بترساند، تعجب مى‌کنید؟ به یاد آرید آن زمان را که شما را جانشین قوم نوح ساخت و به جسم فزونى داد. پس نعمتهاى خدا را به یاد آورید، باشد که رستگار گردید.///آیا تعجب کردید که بر مردى از خودتان تذکارى از جانب پروردگارتان آمده تا شما را هشدار دهد؟ و به یاد آورید زمانى را که خدا شما را از پس قوم نوح جانشین آنان کرد، و در آفرینش بر توانایى شما افزود، پس نعمت‌هاى خدا را یاد کنید شاید رستگار شوید///آیا تعجب کردید که بر مردى از خودتان، پندى از جانب پروردگارتان براى شما آمده تا شما را هشدار دهد؟ و به خاطر آورید زمانى را که [خداوند] شما را پس از قوم نوح، جانشینان [آنان‌] قرار داد، و در خلقت، بر قوت شما افزود. پس نعمتهاى خدا را به یاد آورید، باشد که رستگار شوید.///آیا تعجب کرده‌اید که دستور آگاه‌کننده‌ی پروردگارتان به وسیله‌ی مردى از میان شما به شما برسد، تا [از مجازات الهى] بیمتان دهد؟ و به یاد آورید هنگامى که شما را جانشینان قوم نوح قرار داد، و شما را از جهت خلقت گسترش داد [و به نیروى بدنى قوى مجهز ساخت]، پس نعمت‌هاى خدا را به یاد آورید، شاید رستگار شوید.»///آیا تعجب کرده‌اید که مردی از جانب خدا به یادآوری شما فرستاده شده تا شما را (از هول و عذاب قیامت) بترساند؟ و متذکر باشید که خدا شما را پس از هلاک قوم نوح جانشین آن گروه کرد و در خلقت (و نعمت) شما بیفزود، پس انواع نعمتهای خدا را به یاد آرید، شاید که رستگار شوید.///آیا تعجب کرده‌اید که از سوی پروردگارتان پندی بر مردم از قوم خودتان برای شما نازل شده باشد تا شما را هشدار دهد، و یاد کنید که شما را بعد از قوم نوح جانشین کرد و به شما توانایی بسیار بخشید، پس نعمتهای الهی را یاد کنید، باشد که رستگار شوید///آیا تعجب کرده‌اید که دستور آگاه کننده پروردگارتان به وسیله مردی از میان شما به شما برسد تا (از مجازات الهی) بیمتان دهد؟! و به یاد آورید هنگامی که شما را جانشینان قوم نوح قرار داد؛ و شما را از جهت خلقت (جسمانی) گسترش (و قدرت) داد؛ پس نعمتهای خدا را به یاد آورید، شاید رستگار شوید!»///و آیا شگفت ماندید که آمد شما را یادآوریی از پروردگارتان بر مردی از شما تا بیمتان دهد و یاد بیاورید گاهی را که گردانیدتان جانشینانی پس از قوم نوح و بیفزودتان سطبری در آفرینش پس یاد آرید نعمتهای خدا را شاید رستگار شوید///«آیا و تعجب کردید که بر مردی از خودتان، یادواره‌ای از پروردگارتان، برایتان آمد تا شما را بیم دهد؟ و به یاد آرید چون (خدا) شما را پس از قوم نوح، جانشین (آنان) قرار داد و در آفرینش (و) آفریدگان بر نیرویتان گشایشی افزون داد. پس نعمت‌های خدا را به یاد آرید، شاید شما رستگار کنید.» quran_en_fa They said: "Comest thou to us, that we may worship Allah alone, and give up the cult of our fathers? bring us what thou threatenest us with, if so be that thou tellest the truth!" گفتند: آیا به سوی ما آمده‌ای که ما فقط خدا را بپرستیم، و آنچه را پدرانمان می‌پرستیدند واگذاریم؟ اگر از راستگویانی آنچه را از عذاب و گزند به ما وعده می‌دهی برای ما بیاور.///گفتند: آیا به سوی ما آمده‌ای که ما فقط خدا را بپرستیم، و آنچه را پدرانمان می‌پرستیدند واگذاریم؟ اگر از راستگویانی آنچه را از عذاب و گزند به ما وعده می‌دهی برای ما بیاور.///گفتند: آیا نزد ما آمده‌اى تا تنها الله را بپرستیم و آنچه را که پدرانمان مى‌پرستیدند رها کنیم؟ اگر راست مى‌گویى آنچه را که به ما وعده مى‌دهى بیاور.///گفتند: آیا سراغ ما آمده‌اى که تنها خدا را بپرستیم و آنچه پدرانمان مى‌پرستیدند رها کنیم؟ اگر راست مى‌گویى آنچه را به ما وعده مى‌دهى بیاور///گفتند: «آیا به سوى ما آمده‌اى که تنها خدا را بپرستیم و آنچه را که پدرانمان مى پرستیدند رها کنیم؟ اگر راست مى‌گویى، آنچه را به ما وعده مى‌دهى براى ما بیاور.»///گفتند: «آیا به سراغ ما آمده‌اى که تنها خداى یگانه را بپرستیم و آنچه را پدران ما مى‌پرستیدند رها کنیم؟ حال که چنین است، اگر راست می‌گویى آنچه [از بلا و عذاب الهى] به ما وعده می‌دهى، بیاور!»///قوم هود گفتند: آیا تو بر آن به سوی ما آمده‌ای که خدا را به یکتایی پرستیم و از بتهایی که پدران ما می‌پرستیدند دست برداریم؟ (این کار نخواهیم کرد) تو اگر راست می‌گویی هر عذابی که به ما وعده می‌دهی زود به انجام رسان.///گفتند آیا به سراغ ما آمده‌ای تا فقط خدا را بپرستیم و آنچه پدرانمان می‌پرستیدند رها کنیم؟ اگر راست می‌گویی آنچه [از عذاب‌] به ما وعده می‌دهی هم‌اکنون [بر سر ما] بیاور///گفتند: «آیا به سراغ ما آمده‌ای که تنها خدای یگانه را بپرستیم، و آنچه را پدران ما می‌پرستند، رها کنیم؟! پس اگر راست می‌گوئی آنچه را (از بلا و عذاب الهی) به ما وعده می‌دهی، بیاور»!///گفتند آیا ما را آمدی که پرستش کنیم خدای را تنها و رها کنیم آنچه را می‌پرستیدند پدران ما پس بیاور ما را آنچه به ما وعده دهی اگر هستی از راستگویان‌///گفتند: «آیا سویمان آمدی که تنها خدا را بپرستیم و آنچه را که پدرانمان می‌پرستیدند رها کنیم‌؟ اگر از راستان بوده‌ای، آنچه را به ما وعده می‌دهی برایمان بیاور.» quran_en_fa He said: "Punishment and wrath have already come upon you from your Lord: dispute ye with me over names which ye have devised - ye and your fathers,- without authority from Allah? then wait: I am amongst you, also waiting." گفت: یقینا از سوی پروردگارتان بر شما عذاب و خشمی مقرر شده، آیا درباره نام‌های [بی هویتی] که خود و پدرانتان بت‌ها را به آن نامیده‌اید، و خدا هیچ دلیل و برهانی بر [حقانیت] آنان نازل نکرده با من مجادله و ستیزه می‌کنید؟ پس منتظر [عذاب خدا] باشید و من هم با شما از منتظرانم.///گفت: یقینا از سوی پروردگارتان بر شما عذاب و خشمی مقرر شده، آیا درباره نام‌های [بی هویتی] که خود و پدرانتان بت‌ها را به آن نامیده‌اید، و خدا هیچ دلیل و برهانی بر [حقانیت] آنان نازل نکرده با من مجادله و ستیزه می‌کنید؟ پس منتظر [عذاب خدا] باشید و من هم با شما از منتظرانم.///گفت: عذاب و خشم پروردگارتان حتما بر شما نازل خواهد شد. آیا در باره این بتهایى که خود و پدرانتان بدین نامها نامیده‌اید و خدا هیچ دلیلى بر آنها نازل نساخته است، با من ستیزه مى‌کنید؟ به انتظار بمانید من هم با شما به انتظار مى‌مانم.///گفت: بى‌گمان عذاب و خشمى [سخت‌] از پروردگارتان بر شما حتمى‌گردید. آیا در باره‌ى عنوان‌هاى بى‌معنایى که شما و پدرانتان براى بت‌ها ساخته‌اید و خدا بر آن هیچ حجتى نازل نکرده است، با من مجادله مى‌کنید؟ پس منتظر باشید که من هم با شما از منتظرانم///گفت: «راستى که عذاب و خشمى [سخت‌] از پروردگارتان بر شما مقرر گردیده است. آیا در باره نامهایى که خود و پدرانتان [براى بتها] نامگذارى کرده‌اید، و خدا بر [حقانیت‌] آنها برهانى فرو نفرستاده با من مجادله مى‌کنید؟ پس منتظر باشید که من [هم‌] با شما از منتظرانم.»///گفت: «پلیدى، و غضب پروردگار، شما را فراگرفته است، آیا با من در مورد نام‌هایی مجادله می‌کنید [که به عنوان معبود و خدا] شما و پدرانتان [بر بت­ها] گذارده‌اید؟ در حالى که خداوند هیچ فرمانى درباره آن نازل نکرده است. بنابراین شما منتظر باشید، من هم با شما انتظار می‌کشم. [شما انتظار شکست من، و من انتظار عذاب الهى براى شما!]»///هود پاسخ داد که (در این صورت) پلیدی و خباثت، و غضب خدایتان بر شما حتم گردید، آیا با من (که شما را به خدای یکتا می‌خوانم) درباره الفاظ بی‌معنی و اسماء بی‌مسمایی که خود و پدرانتان (بر آن بتان) نهاده‌اید مجادله می‌کنید و حال آنکه خدا در آن بتان هیچ حقیقت و برهانی ننهاده؟ پس شما بایستی در انتظار (عذاب خدا) باشید که من نیز با شما انتظار (عذابتان) دارم.///گفت به راستی که عذاب و غضبی از جانب پروردگارتان بر شما مقرر گردیده است، آیا با من درباره نامهایی که شما خودتان و پدرانتان نهاده‌اید، و خداوند هیچ حجت و برهانی بر آن نازل نکرده است، مجادله می‌کنید؟ منتظر باشید که من هم همراه شما از منتظران خواهم بود///گفت: «پلیدی و غضب پروردگارتان، شما را فرا گرفته است! آیا با من در مورد نامهایی مجادله می‌کنید که شما و پدرانتان ۰بعنوان معبود و خدا، بر بتها) گذارده‌اید، در حالی که خداوند هیچ دلیلی درباره آن نازل نکرده است؟! پس شما منتظر باشید، من هم با شما انتظار می‌کشم! (شما انتظار شکست من، و من انتظار عذاب الهی برای شما!)»///گفت همانا افتاد بر شما از پروردگارتان چرک و خشم آیا با من می‌ستیزید در نامهائی که نامیدید آنها را شما و پدران شما نفرستاده است خدا بدانها فرمانروائیی پس منتظر باشید که منم با شما از منتظران‌///گفت: «به‌راستی پلیدی و خشمی (سخت) از پروردگارتان بر سر (و سامان‌) تان واقع شده. آیا درباره‌ی نام‌هایی که خود‌تان و پدرانتان (با آنها بت‌هایتان را) نامیده‌اید، (و) خدا بر (حقانیت) آنها هیچ سلطه‌ای فرو نفرستاده، با من مجادله می‌کنید؟ پس منتظر باشید که بی‌گمان من (هم) با شما از منتظرانم.» quran_en_fa We saved him and those who adhered to him. By Our mercy, and We cut off the roots of those who rejected Our signs and did not believe. پس [هنگام نزول عذاب] او و کسانی را که همراهش بودند به رحمتی از سوی خود نجات دادیم و بنیاد آنان که آیات ما را تکذیب کردند و مؤمن نبودند، برکندیم.///پس [هنگام نزول عذاب] او و کسانی را که همراهش بودند به رحمتی از سوی خود نجات دادیم و بنیاد آنان که آیات ما را تکذیب کردند و مؤمن نبودند، برکندیم.///هود و همراهانش را به پایمردى رحمت خویش رهانیدیم و کسانى را که آیات ما را تکذیب کردند و ایمان نیاورده بودند از ریشه برکندیم.///پس او و کسانى را که با وى بودند به رحمت خویش نجات دادیم و آنها را که آیات ما را تکذیب کردند و مؤمن نبودند ریشه‌کن نمودیم///پس او و کسانى را که با او بودند به رحمتى از خود رهانیدیم؛ و کسانى را که آیات ما را دروغ شمردند و مؤمن نبودند ریشه‌کن کردیم.///سرانجام او و کسانى را که با او بودند، به رحمت خود نجات بخشیدیم، و ریشه کسانى که آیات ما را تکذیب کردند و ایمان نیاوردند، قطع کردیم.///پس (موقع عذاب که رسید) ما هود و پیروانش را به رحمت خود (از عذاب) رهانیدیم و آنان که آیات (و رسول) ما را تکذیب کردند و ایمان نیاوردند همه را بنیادشان برانداختیم.///آنگاه او و همراهان او را به رحمت خویش نجات دادیم و ریشه دروغ‌انگاران آیات خود را برکندیم، و آنان مؤمن نبودند///سرانجام، او و کسانی را که با او بودند، برحمت خود نجات بخشیدیم؛ و ریشه کسانی که آیات ما را تکذیب کردند و ایمان نیاوردند، قطع کردیم!///پس نجات دادیم او و آنان که با وی بودند به رحمتی از ما و بریدیم دنباله آنان را که تکذیب کردند آیتهای ما را و نبودند مؤمنان‌///پس او و کسانی را که با او بودند با رحمتی (بزرگ) از جانب خود رهانیدیم و دنباله‌ی [: اصل و نسل] کسانی را که با آیات ما (همان‌ها و ما را) تکذیب کردند و مؤمن نبوده‌اند برافکندیم. quran_en_fa To the Thamud people (We sent) Salih, one of their own brethren: He said: "O my people! worship Allah: ye have no other god but Him. Now hath come unto you a clear (Sign) from your Lord! This she-camel of Allah is a Sign unto you: So leave her to graze in Allah's earth, and let her come to no harm, or ye shall be seized with a grievous punishment. و به سوی قوم ثمود، برادرشان صالح را فرستادیم، گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید که شما را جز او معبودی نیست، برای شما دلیلی روشن از جانب پروردگارتان آمده است، این ماده شتر [از سوی] خدا برای شما نشانه‌ای [بر صدق رسالت من] است، پس او را واگذارید تا در زمین خدا بخورد و آزار و گزندی به او نرسانید که عذابی دردناک شما را خواهد گرفت.///و به سوی قوم ثمود، برادرشان صالح را فرستادیم، گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید که شما را جز او معبودی نیست، برای شما دلیلی روشن از جانب پروردگارتان آمده است، این ماده شتر [از سوی] خدا برای شما نشانه‌ای [بر صدق رسالت من] است، پس او را واگذارید تا در زمین خدا بخورد و آزار و گزندی به او نرسانید که عذابی دردناک شما را خواهد گرفت.///بر قوم ثمود، برادرشان صالح را فرستادیم. گفت: اى قوم من، الله را بپرستید، شما را هیچ خدایى جز او نیست، از جانب خدا براى شما نشانه‌اى آشکار آمد. این ماده‌شتر خدا، برایتان نشانه‌اى است. رهایش کنید تا در زمین خدا بچرد و هیچ آسیبى به او نرسانید که عذابى دردآور شما را فرا خواهد گرفت.///و به سوى قوم ثمود، صالح برادرشان را [فرستادیم‌]. گفت: اى قوم من! خدا را بپرستید که براى شما معبودى جز او نیست. اینک براى شما از جانب پروردگارتان حجتى آشکار آمده است. این، ماده شتر خدا معجزه‌اى براى شماست، پس آن را بگذارید تا در زمین خدا بخورد، و گزند///و به سوى [قوم‌] ثمود، صالح، برادرشان را [فرستادیم‌]؛ گفت: «اى قوم من، خدا را بپرستید، براى شما معبودى جز او نیست؛ در حقیقت، براى شما از جانب پروردگارتان دلیلى آشکار آمده است. این، ماده‌شتر خدا براى شماست که پدیده‌اى شگرف است. پس آن را بگذارید تا در زمین خدا بخورد و گزندى به او نرسانید تا [مبادا] شما را عذابى دردناک فرو گیرد.»///و به سوى [قوم] ثمود، برادرشان صالح را فرستادیم. گفت: «اى قوم من! خدا را بپرستید که جز او معبودى براى شما نیست. دلیل روشنى از طرف پروردگار براى شما آمده: این ناقه‌ی الهى براى شما معجزه‌اى است. او را به حال خود واگذارید که در سرزمین خدا [بچرد و از علف‌هاى بیابان] بخورد و آن را آزار نرسانید که عذاب دردناکى شما را خواهد گرفت!///و بر قوم ثمود برادرشان صالح را فرستادیم، گفت: ای قوم، خدای یکتا را پرستید که جز او شما را خدایی نیست، اکنون معجزی واضح و آشکار از طرف خدایتان آمده، این ناقه خداست که شما را آیت و معجزی است بزرگ، او را واگذارید تا در زمین خدا چرا کند و قصد سوئی درباره او مکنید که به عذابی دردناک گرفتار خواهید شد.///و به سوی قوم ثمود برادرشان صالح را [فرستادیم‌] [که به آنان‌] گفت ای قوم من، خداوند را که خدایی جز او ندارید بپرستید، به راستی که پدیده‌ای از سوی پروردگارتان برای شما آمده است، این شتر خداست که معجزه‌ای برای شماست پس رهایش کنید که در زمین خدا [بچرد و هر چه خواست‌] بخورد و به او آسیبی نرسانید که عذابی دردناک گریبانگیرتان می‌شود///و به سوی (قوم) ثمود، برادرشان صالح را (فرستادیم)؛ گفت: «ای قوم من! (تنها) خدا را بپرستید، که جز او، معبودی برای شما نیست! دلیل روشنی از طرف پروردگارتان برای شما آمده: این «ناقه» الهی برای شما معجزه‌ای است؛ او را به حال خود واگذارید که در زمین خدا (از علفهای بیابان) بخورد! و آن را آزار نرسانید، که عذاب دردناکی شما را خواهد گرفت!///و بسوی ثمود برادر ایشان صالح را گفت ای قوم من پرستش کنید خدا را نیست شما را خدائی جز او همانا بیامدتان نشانی‌ای از پروردگار شما اینک اشتر خدا آیتی برای شما پس بگذاریدش بچرد در زمین خدا و گردش به بدی نگردید که می‌گیرد شما را عذابی دردناک‌///و سوی ثمودیان برادرشان، صالح را (فرستادیم). گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستید، برای شما هیچ معبودی جز او نیست. بی‌گمان برای شما از جانب پروردگارتان دلیلی آشکار آمده. این ماده شتر خدا برای شما نشانه‌ای (شگرف) است. پس آن را واگذارید تا در زمین خدا بخورد (و بچرد) و گزندی به او نرسانید، تا (مبادا) شما را عذابی دردناک در بر گیرد.» quran_en_fa "And remember how He made you inheritors after the 'Ad people and gave you habitations in the land: ye build for yourselves palaces and castles in (open) plains, and carve out homes in the mountains; so bring to remembrance the benefits (ye have received) from Allah, and refrain from evil and mischief on the earth." و به یاد آورید که خدا شما را جانشینانی پس از قوم عاد قرار داد، و در زمین، جای [مناسبی] به شما بخشید که از مکان‌های هموارش برای خود قصرها بنا می‌کنید، و از کوه‌ها خانه هایی می‌تراشید، پس نعمت‌های خدا را یاد کنید و در زمین تبهکارانه فتنه و آشوب برپا نکنید.///و به یاد آورید که خدا شما را جانشینانی پس از قوم عاد قرار داد، و در زمین، جای [مناسبی] به شما بخشید که از مکان‌های هموارش برای خود قصرها بنا می‌کنید، و از کوه‌ها خانه هایی می‌تراشید، پس نعمت‌های خدا را یاد کنید و در زمین تبهکارانه فتنه و آشوب برپا نکنید.///به یاد آرید آن زمان را که شما را جانشینان قوم عاد کرد و در این زمین جاى داد تا بر روى خاکش قصرها برافرازید و در کوهستانهایش خانه‌هایى بکنید. نعمتهاى خدا را یاد کنید و در زمین تبهکارى و فساد مکنید.///و یاد آورید هنگامى را که از پس قوم عاد شما را جانشین آنان کرد، و در این سرزمین جایتان داد که در دشت‌هاى آن کاخ‌ها مى‌سازید و از کوه‌ها خانه‌هایى مى‌تراشید. پس نعمت‌هاى خدا را به یاد آورید و در این سرزمین سر به فساد برندارید///و به یاد آورید هنگامى را که شما را پس از [قوم‌] عاد جانشینان [آنان‌] گردانید، و در زمین به شما جاى [مناسب‌] داد. در دشتهاى آن [براى خود] کاخهایى اختیار مى کردید، و از کوهها خانه‌هایى [زمستانى] مى‌تراشیدید. پس نعمتهاى خدا را به یاد آورید و در زمین سر به فساد برمدارید.///و به خاطر بیاورید که شما را جانشینان قوم عاد قرار داد، و در زمین مستقر ساخت، که در دشت‌هایش قصرها براى خود بنا مى‌کنید و در کوه‌ها براى خود خانه‌ها مى‌تراشید. بنابراین، نعمت‌هاى خدا را متذکر شوید و در زمین فساد نکنید.»///متذکر باشید و فراموش نکنید که خدا شما را پس از (هلاک) قوم عاد جانشین اقوام سلف نمود و در زمین منزل داد که از اراضی سهله (خاک نرم) قصرهای عالی و از کوه سخت به تراشیدن سنگ، منزلهای محکم بنا می‌کنید، پس نعمتهای خدا را یاد کنید و در زمین به فساد و تبهکاری برنخیزید.///و یاد کنید که شما را پس از قوم عاد جانشین قرار داد و در این سرزمین جای داد که در بخشهای هموار و هامونش قصرهایی می‌ساختید و از کوهها برای خود خانه‌هایی می‌تراشیدید، پس نعمتهای الهی را یاد کنید و در این سرزمین فتنه و فساد برپا مکنید///و به خاطر بیاورید که شما را جانشینان قوم «عاد» قرار داد، و در زمین مستقر ساخت، که در دشتهایش، قصرها برای خود بنا می‌کنید؛ و در کوه‌ها، برای خود خانه‌ها می‌تراشید! بنابر این، نعمتهای خدا را متذکر شوید! و در زمین، به فساد نکوشید!»///و یاد آرید هنگامی را که گردانیدتان جانشینانی پس از عاد و جایگزینتان کرد در زمین که می‌گرفتید از هموارهای آن کاخهائی و می‌بریدید از کوه‌ها خانه‌هائی پس یاد آرید نعمتهای خدا را و نکوشید در زمین تبهکاران‌///«و به یاد آورید، چون خدا شما را پس از عادیان جانشینان (آنان) گردانید و در زمین به شما جایگاه گشاده (و پاکیزه) داد حال آنکه در دشت‌های آن (برای خودتان) کاخ‌هایی اختیار می‌کنید و از کوه‌ها خانه‌هایی می‌تراشید. پس نعمت‌های خدا را به یاد آورید و در زمین سر به افساد بر مدارید.» quran_en_fa The leaders of the arrogant party among his people said to those who were reckoned powerless - those among them who believed: "know ye indeed that Salih is a messenger from his Lord?" They said: "We do indeed believe in the revelation which hath been sent through him." اشراف و سران قومش که تکبر و سرکشی می‌ورزیدند به مستضعفانی که ایمان آورده بودند، گفتند: آیا شما یقین دارید که صالح از سوی پروردگارش فرستاده شده؟ گفتند: به طور یقین ما به آیینی که فرستاده شده مؤمنیم.///اشراف و سران قومش که تکبر و سرکشی می‌ورزیدند به مستضعفانی که ایمان آورده بودند، گفتند: آیا شما یقین دارید که صالح از سوی پروردگارش فرستاده شده؟ گفتند: به طور یقین ما به آیینی که فرستاده شده مؤمنیم.///مهتران قومش که گردنکشى مى‌کردند، به زبون‌شدگان قوم که ایمان آورده بودند گفتند: آیا مى‌دانید که صالح از جانب پروردگارش آمده است؟ گفتند: ما به آیینى که بدان مأمور شده ایمان داریم.///سران قوم که سرکشى مى‌کردند، به گروهى از ایمان آورندگان که ضعیف شمرده مى‌شدند، گفتند: آیا مطمئن هستید که صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است؟ گفتند: بى‌تردید ما به آنچه وى بدان رسالت یافته مؤمن هستیم///سران قوم او که استکبار مى‌ورزیدند، به مستضعفانى که ایمان آورده بودند، گفتند: «آیا مى‌دانید که صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است؟» گفتند: «بى‌تردید، ما به آنچه وى بدان رسالت یافته است مؤمنیم.»///[ولى] اشراف متکبر قوم او، به مستضعفانى که ایمان آورده بودند، گفتند: «آیا [به­راستى] شما یقین دارید که صالح از طرف پروردگار خود فرستاده شده است؟» آنها گفتند: «ما به آنچه او بدان مأموریت یافته، ایمان آورده‌ایم.»///رؤسا و گردنکشان قوم صالح با ضعفا و فقیرانی که به او ایمان آوردند (به تمسخر) گفتند: آیا شما اعتقاد دارید که صالح را خدا به رسالت فرستاده؟ مؤمنان جواب دادند: بلی (ما بر این عالم و مطمئنیم و) ما بی‌هیچ شک به آیینی که او (از طرف خدا) بدان فرستاده شده ایمان داریم.///بزرگان قومش که استکبار می‌ورزیدند، به مؤمنان مستضعف می‌گفتند آیا مطمئنید که صالح از سوی پروردگارش به پیامبری فرستاده شده است؟ [ایشان در پاسخ‌] می‌گفتند [آری‌] ما به رسالت او مؤمن هستیم‌///(ولی) اشراف متکبر قوم او، به مستضعفانی که ایمان آورده بودند، گفتند: «آیا (براستی) شما یقین دارید که صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است؟!» آنها گفتند: «ما به آنچه او بدان مأموریت یافته، ایمان آورده‌ایم.»///گفتند آن گروه که کبر ورزیدند از قومش بدانان که ناتوان شمرده شدند بدانان که ایمان آوردند از ایشان آیا دانید که صالح است فرستاده‌ای از پروردگار خود گفتند مائیم بدانچه او فرستاده شده است بدان ایمان‌آرندگان‌///از (میان) قومش، (آن) سرشناسان که استکبار ورزیدند، به مستضعفانی که ایمان آورده بودند، گفتند: «آیا می‌دانید به‌راستی صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است‌؟» گفتند: «بی‌گمان ما به آنچه وی بدان رسالت یافته است ایمان داریم.» quran_en_fa The Arrogant party said: "For our part, we reject what ye believe in." مستکبران گفتند: ما به آیینی که شما به آن ایمان آوردید، کافریم!///مستکبران گفتند: ما به آیینی که شما به آن ایمان آوردید، کافریم!///گردنکشان گفتند: ما به کسى که شما ایمان آورده‌اید ایمان نمى‌آوریم.///آنان که گردنکشى کردند گفتند: ما به چیزى که شما به آن ایمان آورده‌اید، کافریم///کسانى که استکبار مى‌ورزیدند، گفتند: «ما به آنچه شما بدان ایمان آورده‌اید کافریم.»///مستکبران گفتند: «[ولى] ما به آنچه شما به آن ایمان آورده‌اید، کافریم!»///گردنکشان بی‌ایمان گفتند: ما هم بی‌هیچ شک به آنچه شما ایمان دارید کافریم.///استکبارپیشگان می‌گفتند ما به آنچه شما ایمان دارید، اعتقادی نداریم‌///متکبران گفتند: «(ولی) ما به آنچه شما به آن ایمان آورده‌اید، کافریم!»///گفتند آنان که کبر ورزیدند مائیم بدانچه شما ایمان آوردید بدان کافران‌///کسانی که استکبار کردند، گفتند: «ما به راستی به آنچه شما بدان ایمان آوردید کافریم.» quran_en_fa Then they ham-strung the she-camel, and insolently defied the order of their Lord, saying: "O Salih! bring about thy threats, if thou art a messenger (of Allah)!" پس آن ماده شتر را پی کردند، و از فرمان پروردگارشان سرپیچی نمودند و به صالح گفتند: اگر از پیامبران هستی عذابی که همواره به ما وعده می‌دهی، بیاور.///پس آن ماده شتر را پی کردند، و از فرمان پروردگارشان سرپیچی نمودند و به صالح گفتند: اگر از پیامبران هستی عذابی که همواره به ما وعده می‌دهی، بیاور.///پس ماده‌شتر را پى کردند و از فرمان پروردگارشان سرباز زدند و گفتند: اى صالح، اگر پیامبر هستى آنچه را به ما وعده مى‌دهى بیاور.///پس آنها شتر را پى کردند و [بدین‌سان‌] از فرمان پروردگار خویش سرباز زدند و گفتند: اى صالح! اگر از پیامبران هستى، آنچه را به ما وعده مى‌دهى براى ما بیاور///پس آن ماده‌شتر را پى کردند و از فرمان پروردگار خود سرپیچیدند و گفتند: «اى صالح، اگر از پیامبرانى، آنچه را به ما وعده مى‌دهى براى ما بیاور.»///سپس [ناقه] را پى کردند، و از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند و گفتند: «اى صالح! اگر تو از فرستادگان [خدا] هستى، آنچه ما را با آن تهدید مى‌کنى، بیاور!»///آن گاه ناقه صالح را پی کردند و از امر خدای خود سرباز زدند و (با پیغمبرشان صالح از روی تهکم و تمسخر) گفتند که‌ای صالح، اگر تو از رسولان خدایی اکنون عذابی که (بر پی کردن ناقه و نافرمانی خدا) ما را وعده کردی بیار.///آنگاه شتر را پی کردند و از فرمان پروردگارشان سر پیچیدند و گفتند ای صالح اگر از پیامبرانی آنچه از عذاب به ما وعده می‌دهی [بر سر ما] بیاور///سپس «ناقه» را پی کردند، و از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند؛ و گفتند: «ای صالح! اگر تو از فرستادگان (خدا) هستی، آنچه ما را با آن تهدید می‌کنی، بیاور!»///پس پی کردند شتر را و سرکشی نمودند از فرمان پروردگار خود و گفتند ای صالح بیار ما را آنچه وعده دهی به ما اگر هستی از فرستادگان‌///پس (آن) ماده شتر را پی کردند و از فرمان پروردگارشان سر پیچیدند و گفتند: «ای صالح! اگر تو از پیامبرانی، آنچه را به ما وعده می‌دهی برایمان بیاور.» quran_en_fa So the earthquake took them unawares, and they lay prostrate in their homes in the morning! پس زلزله‌ای سخت آنان را فرا گرفت، و در خانه هایشان [به رو درافتاده] جسمی بی جان شدند!///پس زلزله‌ای سخت آنان را فرا گرفت، و در خانه هایشان [به رو درافتاده] جسمی بی جان شدند!///پس زلزله‌اى سخت آنان را فروگرفت و در خانه‌هاى خود بر جاى مردند.///پس زمین لرزه آنها را بگرفت و در خانه‌هایشان در جاى مردند///آنگاه زمین‌لرزه آنان را فرو گرفت و در خانه هایشان از پا درآمدند.///سرانجام، زمین‌لرزه آنها را فراگرفت، و صبحگاهان، [تنها] جسم بی‌جانشان در خانه‌هایشان باقى مانده بود!///پس زلزله‌ای آنها را درگرفت تا آنکه همه در خانه‌های خود از پای درآمدند (برخی مفسرین گفتند: علامات عذاب بر آنها آمد و پس از سه روز هلاک شدند).///آنگاه زلزله ایشان را فرو گرفت و در خانه‌شان از پا درآمدند///سرانجام زمین لرزه آنها را فرا گرفت؛ و صبحگاهان، (تنها) جسم بی‌جانشان در خانه‌هاشان باقی مانده بود.///پس بگرفتشان زمین لرزشی که گردیدند در خانه خود مردگان‌///پس زمین‌لرزه آنان را فرو گرفت؛ در نتیجه در خانه‌شان از پا در آمده (و) زمین‌گیر شدند. quran_en_fa So Salih left them, saying: "O my people! I did indeed convey to you the message for which I was sent by my Lord: I gave you good counsel, but ye love not good counsellors!" پس صالح از آنان روی گرداند و گفت: ای قوم من! قطعا من پیام پروردگارم را به شما رساندم، و برایتان خیرخواهی کردم، ولی شما خیرخواهان را دوست ندارید.///پس صالح از آنان روی گرداند و گفت: ای قوم من! قطعا من پیام پروردگارم را به شما رساندم، و برایتان خیرخواهی کردم، ولی شما خیرخواهان را دوست ندارید.///صالح از آنان روى برگردانید و گفت: اى قوم من، رسالت پروردگارم را به شما رسانیدم و اندرزتان دادم ولى شما نیکخواهان را دوست ندارید.///پس [صالح‌] از ایشان روى برتافت و گفت: اى قوم من! به راستى من پیام پروردگارم را به شما رساندم و شما را نصیحت کردم، و لیکن شما خیرخواهان را دوست نمى‌دارید///پس [صالح‌] از ایشان روى برتافت و گفت: «اى قوم من، به راستى، من پیام پروردگارم را به شما رساندم و خیر شما را خواستم ولى شما [خیرخواهان و نصیحتگران‌] را دوست نمى‌دارید.»///[صالح] از آنها روى برتافت و گفت: «اى قوم! من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ کردم و شرط خیرخواهى را انجام دادم؛ ولى [چه کنم که] شما خیرخواهان را دوست ندارید؟!»///پس (چون علایم عذاب رسید) صالح از آنان روی گردانید (و از ایمان آنها ناامید شد) و گفت: ای قوم، من ابلاغ رسالت از خدای خود نمودم و شما را نصیحت کردم لیکن شما (از جهل و غرور) ناصحان را دوست نمی‌دارید.///[صالح‌] از آنان رویگردان شد و گفت ای قوم من، به راستی که پیام پروردگارم را به شما رساندم و خیر شما را خواستم، ولی شما خیرخواهان [و اندرزگویان‌] را دوست ندارید///(صالح) از آنها روی برتافت؛ و گفت: «ای قوم! من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ کردم، و شرط خیرخواهی را انجام دادم، ولی (چه کنم که) شما خیرخواهان را دوست ندارید!»///پس پشت کرد بدیشان و گفت ای قوم همانا ابلاغ کردم به شما پیام پروردگار خود را و اندرزتان گفتم لیکن نیستید دوستدار اندرزگویان‌///پس (صالح) از ایشان رویگردان شد و گفت: «ای قوم من! به‌راستی، من پیام پروردگارم را به شما به شایستگی و رسایی رساندم و برایتان نصیحت کردم، ولی شما نصیحتگران را دوست نمی‌دارید.» quran_en_fa We also (sent) Lut: He said to his people: "Do ye commit lewdness such as no people in creation (ever) committed before you? و لوط را [به یاد آورید] هنگامی که به قومش گفت: آیا آن کار بسیار زشت و قبیح را که هیچ کس از جهانیان در آن بر شما پیشی نگرفته است، مرتکب می‌شوید؟!///و لوط را [به یاد آورید] هنگامی که به قومش گفت: آیا آن کار بسیار زشت و قبیح را که هیچ کس از جهانیان در آن بر شما پیشی نگرفته است، مرتکب می‌شوید؟!///و لوط را فرستادیم. آنگاه به قوم خود گفت: چرا کارى زشت مى‌کنید، که هیچ کس از مردم جهان پیش از شما نکرده است؟///و لوط را [فرستادیم‌] که به قوم خود گفت: آیا عمل زشتى را مرتکب مى‌شوید که پیش از شما هیچ یک از جهانیان مرتکب نشده‌اند///و لوط را [فرستادیم‌] هنگامى که به قوم خود گفت: «آیا آن کار زشت‌ [ى‌] را مرتکب مى‌شوید، که هیچ کس از جهانیان در آن بر شما پیشى نگرفته است؟///و [به خاطر بیاورید] لوط را، هنگامى که به قوم خود گفت: «آیا عمل شنیعى انجام مى‌دهید که احدى از جهانیان پیش از شما انجام نداده است؟!///و لوط را (به رسالت فرستادیم) که به قوم خود گفت: آیا عمل زشتی که پیش از شما هیچ کس بدان مبادرت نکرده به جا می‌آورید؟!///و لوط را [به پیامبری فرستادیم‌] که به قومش می‌گفت آیا عمل ناشایستی را که پیش از شما هیچ‌کس از جهانیان مرتکب نشده است، مرتکب می‌شوید؟///و (به خاطر آورید) لوط را، هنگامی که به قوم خود گفت: «آیا عمل بسیار زشتی را انجام می‌دهید که هیچیک از جهانیان، پیش از شما انجام نداده است؟!///و لوط را هنگامی که گفت به قوم خود آیا فحشاء (ننگ) آورید که پیشی نگرفته است شما را بدان کسی از جهانیان‌///و لوط را (فرستادیم) هنگامی که به قوم خود گفت: «آیا (آن) کار زشت تجاوزگرانه را مرتکب می‌شوید، (در حالی که) هیچ کسی از جهانیان در آن بر شما پیشی نگرفته‌؟» quran_en_fa "For ye practise your lusts on men in preference to women: ye are indeed a people transgressing beyond bounds." شما [بدون توجه به حقوق همسران و غافل از اینکه نعمت غریزه جنسی برای بقای نسل است] از روی میل شدیدی که به آن [کار بسیار زشت] دارید به سوی مردان می‌آیید، [نه فقط در این کار متجاوز از حدود انسانیت هستید] بلکه در امور دیگر هم گروهی زیاده طلب هستید.///شما [بدون توجه به حقوق همسران و غافل از اینکه نعمت غریزه جنسی برای بقای نسل است] از روی میل شدیدی که به آن [کار بسیار زشت] دارید به سوی مردان می‌آیید، [نه فقط در این کار متجاوز از حدود انسانیت هستید] بلکه در امور دیگر هم گروهی زیاده طلب هستید.///شما به جاى زنان با مردان شهوت مى‌رانید. شما مردمى تجاوزکار هستید.///شما از روى شهوت، به جاى زنان به سراغ مردان مى‌روید، آرى شما مردمى تجاوز پیشه‌اید///شما از روى شهوت، به جاى زنان با مردان درمى‌آمیزید، آرى، شما گروهى تجاوزکارید.»///آیا شما از روى شهوت، به سراغ مردان مى‌روید، به جای زنان؟ شما جمعیت [منحرف و] تجاوزکارى هستید!»///شما زنان را ترک کرده و با مردان سخت شهوت می‌رانید! آری شما قومی (در فساد و بزهکاری) اسرافکارید.///شما از روی شهوت، با مردان، به جای زنان می‌آمیزید، آری شما قومی تجاوزکار هستید///آیا شما از روی شهوت به سراغ مردان می‌روید، نه زنان؟! شما گروه اسرافکار (و منحرفی) هستید!///همانا شما بر مردان به شهوت درآئید نه زنان بلکه شمائید گروهی اسراف کنندگان‌///«شما بی‌گمان از روی شهوت، همواره به جای زنان با مردان در می‌آمیزید. بلکه شما گروهی (از) اسراف‌کارانید.» quran_en_fa And his people gave no answer but this: they said, "Drive them out of your city: these are indeed men who want to be clean and pure!" وپاسخ قومش جز این نبود که به یکدیگر گفتند: اینان را از شهرتان بیرون کنید؛ زیرا مردمانی اند که همواره خود را پاک نشان می‌دهند.///وپاسخ قومش جز این نبود که به یکدیگر گفتند: اینان را از شهرتان بیرون کنید؛ زیرا مردمانی اند که همواره خود را پاک نشان می‌دهند.///جواب قوم او جز این نبود که گفتند: آنها را از قریه خود برانید که آنان مردمى هستند که از کار ما بیزارى مى‌جویند.///ولى پاسخ قومش جز این نبود که گفتند: آنها را از شهر خود بیرون کنید آنها کسانى‌اند که به پاکى تظاهر مى‌کنند///ولى پاسخ قومش جز این نبود که گفتند: «آنان را از شهرتان بیرون کنید، زیرا آنان کسانى‌اند که به پاکى تظاهر مى‌کنند.»///ولى پاسخ قومش چیزى جز این نبود که گفتند: «اینها را از شهر و آبادى خود بیرون کنید که اینها مردمی هستند که پاکدامنی را می‌طلبند [و با ما هم­صدا نیستند]!»///آن قوم، پیغمبر خود لوط را پاسخی ندادند جز آنکه گفتند: او و پیروانش را از شهر بیرون کنید که آنان مردمی هستند که (این کار را پلید دانسته و از آن) تنزه می‌جویند.///و پاسخ قوم او جز این نبود که می‌گفتند آنان را از شهرتان برانید که مردمانی منزه‌طلب هستند///ولی پاسخ قومش چیزی جز این نبود که گفتند: «اینها را از شهر و دیار خود بیرون کنید، که اینها مردمی هستند که پاکدامنی را می‌طلبند (و با ما همصدا نیستند!)»///و نبود پاسخ قومش جز آنکه گفتند برون رانیدشان از شهر خود که اینانند مردمی پاکیزگی‌جویان‌///و پاسخ قومش جز این نبود که گفتند: «آنان را از شهرتان بیرون برانید، بی‌گمان آنان انسان‌هایی‌اند که به پاکی تظاهر می‌کنند.» quran_en_fa But we saved him and his family, except his wife: she was of those who legged behind. پس او و اهلش را نجات دادیم مگر همسرش که از باقی ماندگان [در میان کافران] بود.///پس او و اهلش را نجات دادیم مگر همسرش که از باقی ماندگان [در میان کافران] بود.///لوط و خاندانش را نجات دادیم. جز زنش که با دیگران در شهر ماند.///پس او را با کسانش نجات دادیم، جز همسرش را که از واپس ماندگان شد///پس او و خانواده‌اش را -غیر از زنش که از زمره باقیماندگان [در خاکستر مواد گوگردى‌] بود- نجات دادیم.///[چون کار به اینجا رسید،] ما، او و خاندانش را رهایى بخشیدیم، جز همسرش که با بازماندگان [در شهر] بود.///ما هم او و اهل بیتش همه را (از بلای قومش) نجات دادیم مگر زن او را که (بی‌ایمان و) از بازماندگان (در عذاب) بود.///آنگاه او و خانواده‌اش را نجات دادیم، مگر زنش را که از واپس ماندگان بود///(چون کار به اینجا رسید،) ما او و خاندانش را رهایی بخشیدیم؛ جز همسرش، که از بازماندگان (در شهر) بود.///پس نجات دادیم او و خاندانش را مگر همسرش که شد از گذشتگان‌///پس او و خانواده‌اش را - غیر از زنش که از (غبار آلوده‌های) گذشتگان (و باقی مانده در ژرفای گمراهی) بوده است - نجات دادیم. quran_en_fa And we rained down on them a shower (of brimstone): Then see what was the end of those who indulged in sin and crime! و بر آنان بارشی [بی نظیر از سنگ‌های آتشین] باراندیم، پس با تأمل بنگر که سرانجام گنهکاران چگونه بود؟!///و بر آنان بارشی [بی نظیر از سنگ‌های آتشین] باراندیم، پس با تأمل بنگر که سرانجام گنهکاران چگونه بود؟!///بر آنها بارانى باریدیم، بنگر که عاقبت مجرمان چگونه بود.///و بر سر آنان باران [عذاب‌] باراندیم، پس ببین عاقبت گناهکاران چگونه بود///و بر سر آنان بارشى [از مواد گوگردى‌] بارانیدیم. پس ببین فرجام گنهکاران چسان بود.///و [سپس چنان] بارانى [از سنگ] بر آنها فرستادیم [که آنها را نابود ساخت]، اکنون بنگر سرانجام کار مجرمان به کجا کشید.///و بر آن قوم بارانی (از سنگریزه) فرو باریدیم، بنگر که مآل کار بدکاران چیست.///و بر آنان بارانی [از سنگ‌] باراندیم، بنگر که سرانجام گناهکاران چگونه بود///و (سپس چنان) بارانی (از سنگ) بر آنها فرستادیم؛ (که آنها را در هم کوبید و نابود ساخت.) پس بنگر سرانجام کار مجرمان چه شد!///و باریدیم بر آنان بارانی پس بنگر چگونه شد فرجام گنهکاران‌///و بر سر (و سامان) شان بارشی (از سنگ‌گل) بارانیدیم. پس بنگر فرجام مجرمان چگونه بود. quran_en_fa To the Madyan people We sent Shu'aib, one of their own brethren: he said: "O my people! worship Allah; Ye have no other god but Him. Now hath come unto you a clear (Sign) from your Lord! Give just measure and weight, nor withhold from the people the things that are their due; and do no mischief on the earth after it has been set in order: that will be best for you, if ye have Faith. و به سوی مردم مدین، برادرشان شعیب را [فرستادیم،] گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید که شما را جز او معبودی نیست، یقینا برهانی روشن از سوی پروردگارتان برای شما آمد، پس پیمانه و ترازو را تمام و کامل بدهید، و از اجناس و اموال و حقوق مردم مکاهید، و در زمین پس از اصلاح آن [به وسیله رسالت پیامبران] فساد مکنید، این [امور] برای شما بهتر است، اگر مؤمنید.///و به سوی مردم مدین، برادرشان شعیب را [فرستادیم،] گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید که شما را جز او معبودی نیست، یقینا برهانی روشن از سوی پروردگارتان برای شما آمد، پس پیمانه و ترازو را تمام و کامل بدهید، و از اجناس و اموال و حقوق مردم مکاهید، و در زمین پس از اصلاح آن [به وسیله رسالت پیامبران] فساد مکنید، این [امور] برای شما بهتر است، اگر مؤمنید.///و بر مردم مدین برادرشان شعیب را فرستادیم. گفت: اى قوم من، الله را بپرستید، شما را خدایى جز او نیست، از جانب پروردگارتان نشانه‌اى روشن آمده است. پیمانه و ترازو را تمام ادا کنید و به مردم کم مفروشید و از آن پس که زمین به صلاح آمده است در آن فساد مکنید، که اگر ایمان آورده‌اید، این برایتان بهتر است.///و به سوى [قوم‌] مدین برادرشان شعیب را [فرستادیم‌]. گفت: اى قوم من! خدا را بپرستید که براى شما هیچ معبودى جز او نیست. همانا شما را از جانب پروردگارتان حجت روشنى آمده است. پس پیمانه و وزن را تمام دهید و از کالاى مردم نکاهید و در زمین از پس اصلاح آن فسا///و به سوى [مردم‌] مدین، برادرشان شعیب را [فرستادیم‌]؛ گفت: «اى قوم من، خدا را بپرستید که براى شما هیچ معبودى جز او نیست. در حقیقت، شما را از جانب پروردگارتان برهانى روشن آمده است. پس پیمانه و ترازو را تمام نهید، و اموال مردم را کم مدهید، و در زمین، پس از اصلاح آن فساد مکنید. این [رهنمودها] اگر مؤمنید براى شما بهتر است.»///و به سوى مدین، برادرشان شعیب را فرستادیم. گفت: «اى قوم من! خدا را بپرستید که جز او معبودى ندارید. دلیل روشنى از طرف پروردگارتان براى شما آمده است، بنابر این، حق پیمانه و وزن را ادا کنید و از اموال مردم چیزى نکاهید، و در روى زمین، بعد از آن که [در پرتو ایمان و دعوت انبیاء] اصلاح شده است، فساد نکنید. این براى شما بهتر است، اگر با ایمان هستید.///و به اهل مدین برادر آنها شعیب را فرستادیم، گفت: ای قوم، خدای یکتا را بپرستید که شما را جز او خدایی نیست، اکنون از جانب پروردگارتان بر شما برهانی روشن آمد پس در سنجش، کیل و وزن را تمام دهید و به مردم کم‌فروشی نکنید، و در زمین پس از نظم و اصلاح آن (با آمدن قوانین آسمانی)، به فساد برنخیزید. این کار (یعنی خدا را به یگانگی پرستیدن و با خلق به عدالت کوشیدن و در وزن خیانت نکردن) برای شما بسیار بهتر است اگر (به خدا و روز قیامت) ایمان دارید.///و به سوی [قوم‌] مدین برادرشان شعیب را [فرستادیم‌] که گفت ای قوم من خداوند را که خدایی جز او ندارید بپرستید، به راستی که حکم روشنی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است، پس پیمانه و ترازو را درست بدارید [و تمام بدهید] و به مردم اجناسشان را کم ندهید، و در این سرزمین پس از آنکه به صلاح آمده است، فتنه و فساد نکنید که اگر مؤمن باشید این برایتان بهتر است‌///و به سوی مدین، برادرشان شعیب را (فرستادیم)؛ گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستید، که جز او معبودی ندارید! دلیل روشنی از طرف پروردگارتان برای شما آمده است؛ بنابر این، حق پیمانه و وزن را ادا کنید! و از اموال مردم چیزی نکاهید! و در روی زمین، بعد از آنکه (در پرتو ایمان و دعوت انبیاء) اصلاح شده است، فساد نکنید! این برای شما بهتر است اگر با ایمان هستید!///و بسوی مدین برادرشان شعیب را گفت ای قوم پرستش کنید خدا را نیستتان خداوندی جز او همانا بیامد شما را نشانه‌ای از پروردگار شما پس تمام دهید پیمانه و سنجش را و کم ندهید به مردم چیزهای ایشان را و تبهکاری نکنید در زمین پس از اصلاحش این بهتر است برای شما اگر هستید مؤمنان‌///و سوی (مردم) مدین، برادرشان -شعیب- را (فرستادیم). گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستید (که) برای شما هیچ معبودی جز او نیست. بی‌گمان، شما را از جانب پروردگارتان برهانی روشن آمده. پس پیمانه و ترازو را تمام نهید و چیزهای مردمان را زیان‌بار و بی‌مقدار نگردانید و در زمین - پس از اصلاح آن - افساد مکنید. این (رهنمودها) اگر مؤمن بوده‌اید برای شما خوب است.» quran_en_fa "And squat not on every road, breathing threats, hindering from the path of Allah those who believe in Him, and seeking in it something crooked; But remember how ye were little, and He gave you increase. And hold in your mind's eye what was the end of those who did mischief. و بر سر هر راهی منشینید که کسانی را که به خدا ایمان آورده‌اند [به مصادره اموال، شکنجه و باج خواهی] بترسانید، و از راه خدا بازدارید، و بخواهید آن را [با وسوسه و اغواگری] کج نشان دهید؛ و به یاد آوردید زمانی که جمعیت اندکی بودید، ولی [پروردگارتان] شما را فزونی داد، و با تأمل بنگرید که سرانجام مفسدین و تبهکاران چگونه بود؟///و بر سر هر راهی منشینید که کسانی را که به خدا ایمان آورده‌اند [به مصادره اموال، شکنجه و باج خواهی] بترسانید، و از راه خدا بازدارید، و بخواهید آن را [با وسوسه و اغواگری] کج نشان دهید؛ و به یاد آوردید زمانی که جمعیت اندکی بودید، ولی [پروردگارتان] شما را فزونی داد، و با تأمل بنگرید که سرانجام مفسدین و تبهکاران چگونه بود؟///و بر سر راه‌ها منشینید تا مؤمنان به خدا را بترسانید و از راه خدا بازدارید و به کجروى وادارید. و به یاد آرید آنگاه که اندک بودید، خدا بر شمار شما افزود. و بنگرید که عاقبت مفسدان چگونه بوده است.///و بر سر هر راهى کمین نکنید که مردم را بترسانید و کسى را که به خدا ایمان آورده از راه خدا بازدارید و در پى انحراف راه او باشید، و به یاد آرید وقتى را که اندک بودید پس او افزونتان کرد، و بنگرید که عاقبت کار اهل فساد چگونه شد///و بر سر هر راهى منشینید که [مردم را] بترسانید و کسى را که ایمان به خدا آورده از راه خدا باز دارید و راه او را کج بخواهید؛ و به یاد آورید هنگامى را که اندک بودید، پس شما را بسیار گردانید، و بنگرید که فرجام فسادکاران چگونه بوده است.»///و بر سر هر راه ننشینید که [مردم با ایمان را] تهدید کنید و مؤمنان را از راه خدا باز دارید و [با القاى شبهات،] آن را کج و ناراست نشان دهید. و به خاطر بیاورید زمانى را که افراد کمى بودید و او شما را فزونى داد، و بنگرید سرانجام مفسدان چگونه بود؟///و به هر طریق در کمین گمراه کردن خلق و ترسانیدن و بازداشتن مردم با ایمان از راه خدا منشینید و راه خدا را کج مجویید (و آن را وارونه جلوه مدهید) و به یاد آرید زمانی را که عده قلیلی بودید (و دشمنانتان بسیار) و خدا بر عده شما افزود، و بنگرید عاقبت حال مفسدان چگونه بود!///بر سر هر راهی [به کمین مردم‌] منشینید که [مردم را] بترسانید، و هرکسی را که ایمان دارد از راه خدا بازدارید و آن را ناهموار و ناهنجار مشمارید، و یاد کنید که زمانی اندکشمار بودید و او افزونتان کرد، و بنگرید که سرانجام اهل فساد چگونه بود///و بر سر هر راه ننشینید که (مردم با ایمان را) تهدید کنید و مؤمنان را از راه خدا باز دارید، و با (القای شبهات،) آن را کج و معوج نشان دهید! و به خاطر بیاورید زمانی را که اندک بودید، و او شما را فزونی داد! و بنگرید سرانجام مفسدان چگونه بود!///و ننشینید بر هر راهی تا بترسانید و بازدارید از راه خدا هر که را ایمان بدان آورده است و بخواهیدش کج و یاد آرید هنگامی را که کم بودید پس بیفزودتان و بنگرید چگونه بود فرجام تبهکاران‌///«و به هر راهی منشینید -حال آنکه مردمان را می‌ترسانید- و کسی را که به خدا ایمان آورده از راه خدا باز می‌دارید و راه او را کج می‌خواهید. و به یاد آورید، چون اندک بودید، پس (خدا) شما را بسیار گردانید. و بنگرید فرجام افسادکاران چگونه بوده است.» quran_en_fa "And if there is a party among you who believes in the message with which I have been sent, and a party which does not believe, hold yourselves in patience until Allah doth decide between us: for He is the best to decide. و اگر گروهی از شما به آیینی که من به آن فرستاده شده‌ام، ایمان آوردند و گروهی ایمان نیاوردند، پس [شما مؤمنان] شکیبایی ورزید تا خدا میان ما داوری کند، که او بهترین داوران است.///و اگر گروهی از شما به آیینی که من به آن فرستاده شده‌ام، ایمان آوردند و گروهی ایمان نیاوردند، پس [شما مؤمنان] شکیبایی ورزید تا خدا میان ما داوری کند، که او بهترین داوران است.///اگر گروهى از شما به آنچه من از جانب خدا بدان مبعوث شده‌ام، ایمان آورده‌اند و گروهى هنوز ایمان نیاورده‌اند، صبر کنید تا خدا میان ما حکم کند که او بهترین داوران است.///و اگر طایفه‌اى از شما به این آیین که من براى آن فرستاده شده‌ام، ایمان آورده و طایفه دیگر ایمان نیاورده‌اند، پس صبر کنید تا خدا میان ما داورى کند که او بهترین داوران است///و اگر گروهى از شما به آنچه من بدان فرستاده شده‌ام ایمان آورده و گروه دیگر ایمان نیاورده‌اند، صبر کنید تا خدا میان ما داورى کند [که‌] او بهترین داوران است.»///و اگر طایفه‌اى از شما به آنچه من به آن فرستاده شده‌ام، ایمان آورده‌اند، و طایفه‌اى ایمان نیاورده‌اند، صبر کنید تا خداوند میان ما داورى کند، که او بهترین داوران است.»///و اگر به آنچه من از طرف خدا مأمور به تبلیغ آن شده‌ام گروهی ایمان آوردند و گروهی ایمان نیاوردند (و به خصومت برخاستند) شما مؤمنان که ایمان آورده‌اید صبر پیشه کنید تا خدا میان ما و آنها داوری کند که او بهترین داوران است.///و اگر گروهی از شما به پیام من ایمان آوردند و گروهی ایمان نیاوردند صبر کنید که خداوند در میان ما داوری کند و او بهترین داوران است‌///و اگر گروهی از شما به آنچه من به آن فرستاده شده‌ام ایمان آورده‌اند، و گروهی ایمان نیاورده‌اند، صبر کنید تا خداوند میان ما داوری کند، که او بهترین داوران است!///و اگر باشند گروهی از شما ایمان آورده بدانچه فرستاده شدم بدان و گروهی ایمان نیاورده باشند پس صبر کنید تا حکم کند خدا میان ما و او است بهترین حکم‌کنندگان‌///«و اگر گروهی از شما - به آنچه من بدان فرستاده شده‌ام - ایمان آورده بودند و گروهی (هم) ایمان نیاوردند، پس صبر کنید تا خدا میان ما داوری کند و او بهترین داوران است.» quran_en_fa The leaders, the arrogant party among his people, said: "O Shu'aib! we shall certainly drive thee out of our city - (thee) and those who believe with thee; or else ye (thou and they) shall have to return to our ways and religion." He said: "What! even though we do detest (them)? اشراف و سران قومش که [از پذیرفتن حق] تکبر ورزیدند، گفتند: ای شعیب! مسلما تو و کسانی را که با تو ایمان آورده‌اند از شهرمان بیرون می‌کنیم یا اینکه بی چون و چرا به آیین ما بازگردید. گفت: آیا هر چند که نفرت و کراهت [از آن آیین] داشته باشیم؟!///اشراف و سران قومش که [از پذیرفتن حق] تکبر ورزیدند، گفتند: ای شعیب! مسلما تو و کسانی را که با تو ایمان آورده‌اند از شهرمان بیرون می‌کنیم یا اینکه بی چون و چرا به آیین ما بازگردید. گفت: آیا هر چند که نفرت و کراهت [از آن آیین] داشته باشیم؟!///مهتران قومش که سرکشى پیشه کرده بودند گفتند: اى شعیب، تو و کسانى را که به تو ایمان آورده‌اند از قریه خویش مى‌رانیم مگر آنکه به آیین ما برگردید. گفت: و هر چند از آن کراهت داشته باشیم؟///سران قوم او که سرکشى کردند، گفتند اى شعیب! به یقین تو و کسانى را که با تو ایمان آورده‌اند از شهر خود بیرون مى‌کنیم، مگر آن که به آیین ما بازگردید. گفت: حتى اگر دوست نداشته باشیم///سران قومش که تکبر مى‌ورزیدند، گفتند: «اى شعیب، یا تو و کسانى را که با تو ایمان آورده‌اند، از شهر خودمان بیرون خواهیم کرد؛ یا به کیش ما برگردید.» گفت: «آیا هر چند کراهت داشته باشیم؟»///اشراف متکبر از قوم او گفتند: «اى شعیب! سوگند یاد مى‌کنیم که تو و کسانى را که به تو ایمان آورده‌اند، از آبادى خود بیرون خواهیم کرد، مگر آنکه به آیین ما بازگردید.» گفت: «آیا اگر چه مایل نباشیم؟!///رؤسا و گردنکشان قوم او گفتند: ای شعیب ما تو و پیروانت را از شهر خویش بیرون می‌کنیم مگر آنکه به کیش ما برگردید. شعیب گفت: اگر چه با این نفرت که ما از آیین شما داریم (باز هم به آن بازگردیم).///بزرگان قوم او که استکبار ورزیده بودند گفتند ای شعیب تو و کسانی را که همراه تو ایمان آورده‌اند از شهرمان بیرون می‌کنیم مگر آنکه به آیین ما بازمی‌گردید، گفت حتی اگر دلمان نخواهد؟///اشراف زورمند و متکبر از قوم او گفتند: «ای شعیب! به یقین، تو و کسانی را که به تو ایمان آورده‌اند، از شهر و دیار خود بیرون خواهیم کرد، یا به آیین ما بازگردید!» کفت: «آیا (می‌خواهید ما را بازگردانید) اگر چه مایل نباشیم؟!///گفتند گروهی که کبر ورزیدند از قومش هر آینه برون رانیمت ای شعیب و آنان را که ایمان آوردند با تو از شهر خود مگر برگردید در ملت ما گفت آیا هرچند باشیم ناخوش‌دارندگان‌///کسانی از سرکردگان قومش -که تکبر ورزیدند- گفتند: «ای شعیب! تو و کسانی را که با تو ایمان آورده‌اند، از شهر خودمان بی‌چون و بی‌گمان بیرون خواهیم راند، یا (آنکه) به‌راستی همواره به ملتمان برگردید.» گفت: «آیا و هر چند از کراهت‌کنندگان بوده‌ایم‌؟» quran_en_fa "We should indeed invent a lie against Allah, if we returned to your ways after Allah hath rescued us therefrom; nor could we by any manner of means return thereto unless it be as in the will and plan of Allah, Our Lord. Our Lord can reach out to the utmost recesses of things by His knowledge. In the Allah is our trust. our Lord! decide Thou between us and our people in truth, for Thou art the best to decide." اگر پس از آنکه خدا ما را از آن [آیین شرک آلود] نجات داده به آیین شما بازگردیم [و بگوییم: خدا دارای شریک و همتاست] یقینا بر خدا دروغ بسته‌ایم؛ بنابراین امکان ندارد به آیین شما بازگردیم، مگر اینکه خدا که پروردگار ماست بخواهد [که او هم مشرک شدن و کافر شدن کسی را هرگز نمی‌خواهد] پروردگار ما از نظر دانش بر همه چیز احاطه دارد، فقط بر خدا توکل کردیم. پروردگارا! میان ما و قوم ما به حق داوری کن که تو بهترین داورانی.///اگر پس از آنکه خدا ما را از آن [آیین شرک آلود] نجات داده به آیین شما بازگردیم [و بگوییم: خدا دارای شریک و همتاست] یقینا بر خدا دروغ بسته‌ایم؛ بنابراین امکان ندارد به آیین شما بازگردیم، مگر اینکه خدا که پروردگار ماست بخواهد [که او هم مشرک شدن و کافر شدن کسی را هرگز نمی‌خواهد] پروردگار ما از نظر دانش بر همه چیز احاطه دارد، فقط بر خدا توکل کردیم. پروردگارا! میان ما و قوم ما به حق داوری کن که تو بهترین داورانی.///پس از آنکه خدا ما را از کیش شما رهانیده است اگر بدان بازگردیم، بر خدا دروغ بسته باشیم، و ما دیگر بار بدان کیش بازنمى‌گردیم، مگر آنکه خدا آن پروردگار ما خواسته باشد. زیرا علم پروردگار ما بر همه چیز احاطه دارد. ما بر خدا توکل مى‌کنیم. اى پروردگار ما، میان ما و قوم ما به حق، راهى بگشا که تو بهترین راهگشایان هستى.///اگر پس از آن که خدا ما را از آیین شما رهانیده، به آن بازگردیم، قطعا بر خدا دروغ بسته‌ایم، و ما را نسزد که به آن بازگردیم، مگر آن که خدا، پروردگار ما بخواهد. علم پروردگارمان همه چیز را فرا گرفته است. ما بر خدا توکل کرده‌ایم. بار الها! میان ما و قومما///اگر بعد از آنکه خدا ما را از آن نجات بخشیده [باز] به کیش شما برگردیم، در حقیقت به خدا دروغ بسته‌ایم؛ و ما را سزاوار نیست که به آن بازگردیم، مگر آنکه خدا، پروردگار ما بخواهد. [که‌] پروردگار ما از نظر دانش بر هر چیزى احاطه دارد. بر خدا توکل کرده‌ایم. بار پروردگارا، میان ما و قوم ما به حق داورى کن که تو بهترین داورانى.»///اگر ما به آیین شما بازگردیم، بعد از آن که خدا ما را از آن نجات بخشیده، به خدا دروغ بسته‌ایم، و شایسته نیست که ما به آن بازگردیم، مگر این که خدایى که پروردگار ماست، بخواهد. علم پروردگار ما به همه چیز احاطه دارد، تنها بر خدا توکل کرده‌ایم. پروردگارا! میان ما و قوم ما به حق داورى کن که تو بهترین داورانى.»///اگر ما به دین شما برگردیم با وجود آنکه خدا ما را از آن نجات داده همانا به خدا افترا و دروغ بسته‌ایم، و هرگز نشود که ما به آیین شما رجوع کنیم مگر آنکه مشیت خدا قرار گیرد، که او پروردگار ماست، پروردگار ما بر همه چیز کاملا آگاه است، ما بر خدا توکل کردیم، پروردگارا، تو بین ما و امت، به حق داوری کن که تو بهترین داورانی.///اگر به آیین شما -پس از آنکه خداوند از آن نجاتمان داده استبازگردیم، به راستی که بر خداوند دروغ بسته‌ایم، و ما را نسزد که به آن بازگردیم، مگر آنکه خدا، پروردگارمان بخواهد، که علم او همه چیز را فراگیر است، بر خدا توکل کردیم، پروردگارا بین ما و قوممان به حق داوری کن که تو بهترین داورانی‌///اگر ما به آیین شما بازگردیم، بعد از آنکه خدا ما را از آن نجات بخشیده، به خدا دروغ بسته‌ایم؛ و شایسته نیست که ما به آن بازگردیم مگر اینکه خدایی که پروردگار ماست بخواهد؛ علم پروردگار ما، به همه چیز احاطه دارد. تنها بر خدا توکل کرده‌ایم. پروردگارا! میان ما و قوم ما بحق داوری کن، که تو بهترین داورانی!»///همانا بسته‌ایم بر خدا دروغی را اگر بازگردیم در ملت شما پس از آنکه نجاتمان داد خدا از آن و نرسد ما را که بازگردیم در آن مگر بخواهد خدا پروردگار ما فراگرفته است پروردگار ما همه چیز را به دانش بر خدا توکل کردیم پروردگار ما بگشای میان ما و قوم ما به حق و توئی بهترین گشایندگان‌///«اگر بعد از هنگامی‌که خدا ما را از ملتتان نجات بخشید (باز) به کیش شما برگردیم، همانا به خدا دروغ بسته‌ایم و برای ما (سزاوار) نیست که به آن بازگردیم، مگر آنکه خدا، پروردگارمان، بخواهد. علم پروردگار ما هر چیزی را در بر دارد (و ما) بر خدا توکل کردیم. پروردگارمان! میان ما و قوم ما به (تمامی) حق فیصله و گشایشی ده، حال آنکه تو بهترین گشایش‌دهندگانی.» quran_en_fa The leaders, the unbelievers among his people, said: "If ye follow Shu'aib, be sure then ye are ruined!" و اشراف و سران کافر قومش [به مردم] گفتند: اگر از شعیب پیروی کنید، مسلما شما هم از زیانکارانید.///و اشراف و سران کافر قومش [به مردم] گفتند: اگر از شعیب پیروی کنید، مسلما شما هم از زیانکارانید.///مهتران قومش که کافر بودند، گفتند: اگر از شعیب پیروى کنید سخت زیان کرده‌اید.///مهتران قوم او که کافر بودند گفتند: اگر از شعیب پیروى کنید، در این صورت بى‌تردید زیانکار خواهید شد///و سران قومش که کافر بودند گفتند: «اگر از شعیب پیروى کنید، در این صورت قطعا زیانکارید.»///اشراف قوم او که کافر شده بودند، گفتند: «اگر از شعیب پیروى کنید، زیان خواهید کرد.»///سران کافر امتش گفتند: اگر پیروی شعیب کنید البته در زیان خواهید افتاد.///و بزرگان قومش که کفرورزیده بودند، گفتند اگر از شعیب پیروی کنید، در آن صورت زیانکار خواهید بود///اشراف زورمند از قوم او که کافر شده بودند گفتند: «اگر از شعیب پیروی کنید، شما هم زیانکار خواهید شد!»///و گفتند آن گروه که کافر شدند از قومش اگر پیروی کنید شعیب را همانا شمائید در آن هنگام زیانکاران‌///و کسانی از سرکردگان قومش که کافر شدند گفتند: «اگر از شعیب پیروی کنید، همانا شما در این هنگام بی‌گمان زیان‌کارید.» quran_en_fa But the earthquake took them unawares, and they lay prostrate in their homes before the morning! پس زلزله‌ای سخت آنان را فراگرفت و در خانه هایشان [به رو درافتاده] جسمی بی جان شدند!///پس زلزله‌ای سخت آنان را فراگرفت و در خانه هایشان [به رو درافتاده] جسمی بی جان شدند!///پس زلزله‌اى سخت آنان را فرو گرفت و در خانه‌هاى خود بر جاى مردند.///پس زلزله آنها را در گرفت و صبحگاهان در خانه‌هاى خود در جاى مردند///پس زمین‌لرزه آنان را فرو گرفت، و در خانه‌هایشان از پا درآمدند.///پس زمین‌لرزه آنها را فراگرفت، و صبحگاهان به صورت اجساد بی‌جانى در خانه‌هاشان مانده بودند.///پس زلزله آن منکران را درگرفت، پس شب را صبح کردند در حالی که در خانه‌های خود به خاک هلاک افتادند.///آنگاه زلزله آنان را فروگرفت و در خانه‌شان از پا درآمدند///سپس زمین لرزه آنها را فرا گرفت؛ و صبحگاهان بصورت اجسادی بی‌جان در خانه‌هاشان مانده بودند.///پس بگرفتشان زمین‌لرزش که گردیدند در خانه خود مردگان‌///پس زمین‌لرزه‌ی شدید آنان را فرو گرفت؛ سپس در خانه‌هایشان از پا در آمده (و) زمین‌گیر شدند. quran_en_fa The men who reject Shu'aib became as if they had never been in the homes where they had flourished: the men who rejected Shu'aib - it was they who were ruined! کسانی که شعیب را تکذیب کردند [چنان نابود شدند که] گویی در آن شهر سکونت نداشتند، [آری،] آنان که شعیب را تکذیب کردند، همان زیانکاران بودند.///کسانی که شعیب را تکذیب کردند [چنان نابود شدند که] گویی در آن شهر سکونت نداشتند، [آری،] آنان که شعیب را تکذیب کردند، همان زیانکاران بودند.///آنان که شعیب را به دروغگویى نسبت دادند، گویى که هرگز در آن دیار نبوده‌اند. آنان که شعیب را به دروغگویى نسبت دادند خود زیان کردند.///آنها که شعیب را تکذیب کردند، گویى هرگز در آن دیار نبوده‌اند. آنها که شعیب را تکذیب کردند، همانا زیانکاران بودند///کسانى که شعیب را تکذیب کرده بودند، گویى خود در آن [دیار] سکونت نداشتند. کسانى که شعیب را تکذیب کرده بودند، خود، همان زیانکاران بودند.///آنها که شعیب را تکذیب کردند، [چنان نابود شدند که] گویا هرگز در آن [خانه‌ها] سکنى نداشتند. آنها که شعیب را تکذیب کردند، خود زیانکار بودند.///آنان که شعیب را تکذیب کردند هلاک شدند و اثری از آنها باقی نماند، گویی در آن دیار نبودند. آنان که شعیب را تکذیب کردند خود زیانکار شدند.///گویی دروغگوانگاران شعیب، هرگز در آن [سرزمین‌] نبوده‌اند، دروغگوانگاران شعیب زیانکار بوده‌اند///آنها که شعیب را تکذیب کردند، (آنچنان نابود شدند که) گویا هرگز در آن (خانه‌ها) سکونت نداشتند! آنها که شعیب را تکذیب کردند، زیانکار بودند!///آنان که تکذیب کردند شعیب را گوئیا نشیمن نگزیدند در آن آنان که تکذیب کردند شعیب را بودند زیانکاران‌///کسانی که شعیب را تکذیب کردند، گویی خود در آن (دیار) مدتی در آن با نیازی (مبرم) سکونت نداشتند. کسانی که شعیب را تکذیب کردند، ایشان زیان‌کاران بوده‌اند. quran_en_fa So Shu'aib left them, saying: "O my people! I did indeed convey to you the messages for which I was sent by my Lord: I gave you good counsel, but how shall I lament over a people who refuse to believe!" پس شعیب از آنان روی گردانید و گفت: ای قوم من! یقینا من پیام‌های پروردگارم را به شما رساندم، و برای شما خیرخواهی کردم، با این حال چگونه بر گروهی که کافرند دریغ و تأسف خورم؟///پس شعیب از آنان روی گردانید و گفت: ای قوم من! یقینا من پیام‌های پروردگارم را به شما رساندم، و برای شما خیرخواهی کردم، با این حال چگونه بر گروهی که کافرند دریغ و تأسف خورم؟///پس، از آنها رویگردان شد و گفت: اى قوم من، هرآینه پیامهاى پروردگارم را به شما رسانیدم و اندرزتان دادم. چگونه بر مردمى کافر اندوهگین شوم؟///آن‌گاه [شعیب‌] از آنان روى گرداند و گفت: اى قوم من! حقیقت این است که من پیام‌هاى پروردگارم را به شما رساندم و اندرزتان دادم، پس چگونه بر قوم کافر تأسف بخورم///پس [شعیب‌] از ایشان روى برتافت و گفت: «اى قوم من، به راستى که پیامهاى پروردگارم را به شما رسانیدم و پندتان دادم؛ دیگر چگونه بر گروهى که کافرند دریغ بخورم؟»///پس [شعیب] از آنها روى برتافت و گفت: «اى قوم من! من پیام‌های پروردگارم را به شما ابلاغ کردم و خیرخواهى نمودم. با این حال، چگونه بر حال قوم بی‌ایمان تأسف بخورم؟!»///آن گاه شعیب از آن مردم بی‌ایمان روی گردانید و گفت: ای قوم، من به شما ابلاغ رسالتهای خدای خود کردم و شما را اندرز و نصیحت نمودم، اکنون من چگونه بر هلاک کافران غمگین باشم!///آنگاه [شعیب‌] از آنان رویگردان شد و گفت ای قوم من، به راستی که پیامهای پروردگارم را به شما رساندم و خیر شما را خواستم، پس چگونه بر قوم کافر دریغ بخورم‌///سپس از آنان روی برتافت و گفت: «ای قوم من! من رسالتهای پروردگارم را به شما ابلاغ کردم و برای شما خیرخواهی نمودم؛ با این حال، چگونه بر حال قوم بی‌ایمان تأسف بخورم؟!»///پس روی گردانید از ایشان و گفت ای قوم همانا ابلاغ نمودم به شما پیامهای پروردگار خود را و اندرز گفتم شما را پس چگونه افسوس خورم بر گروه کافران‌///پس (شعیب) از ایشان روی برتافت و گفت: «ای قوم من! به‌راستی من همی رسالت‌های پروردگارم را به گونه‌ای رسا به شما رسانیدم و پندتان دادم. پس دیگر چگونه بر گروهی (از) کافران تأسف بخورم‌؟» quran_en_fa Whenever We sent a prophet to a town, We took up its people in suffering and adversity, in order that they might learn humility. هیچ پیامبری را در شهری نفرستادیم مگر آنکه اهلش را [پس از تکذیب آن پیامبر] به تهیدستی و سختی و رنج و بیماری دچار کردیم، باشد که [به پیشگاه ما] فروتنی و زاری کنند.///هیچ پیامبری را در شهری نفرستادیم مگر آنکه اهلش را [پس از تکذیب آن پیامبر] به تهیدستی و سختی و رنج و بیماری دچار کردیم، باشد که [به پیشگاه ما] فروتنی و زاری کنند.///و ما هیچ پیامبرى را به هیچ قریه‌اى نفرستادیم مگر آنکه ساکنانش را به سختى و بیمارى گرفتار کردیم، باشد که تضرع کنند.///و ما در هر [شهر و] دیارى که پیامبرى فرستادیم، ساکنان آن را به سختى و بیمارى گرفتار کردیم تا مگر زارى کنند [و رو به خدا آرند]///و در هیچ شهرى، پیامبرى نفرستادیم مگر آنکه مردمش را به سختى و رنج دچار کردیم تا مگر به زارى درآیند.///ما در هیچ شهر و آبادى، پیامبرى نفرستادیم، مگر این که اهل آن را به ناراحتی‌ها و خسارت‌ها گرفتار ساختیم، شاید [به خود آیند و به سوى خدا] بازگردند.///و ما هیچ پیغمبری به هیچ شهر و دیاری نفرستادیم مگر آنکه اهلش را به شداید و محن مبتلا ساختیم تا به درگاه خدا تضرع و زاری کنند.///و هیچ پیامبری به هیچ شهری نفرستادیم مگر آنکه اهل آن را به تنگدستی و ناخوشی دچار کردیم، تا زاری و خاکساری کنند///و ما در هیچ شهر و آبادی پیامبری نفرستادیم مگر اینکه اهل آن را به ناراحتیها و خسارتها گرفتار ساختیم؛ شاید (به خود آیند، و به سوی خدا) بازگردند و تضرع کنند!///و نفرستادیم در شهری پیمبری را جز آنکه گرفتیم مردمش را به سختی و رنج شاید به زاری آیند///و در هیچ شهری، هیچ پیامبر بزرگی نفرستادیم، مگر آنکه مردمش را به سختی و رنج و زیان دچار کردیم، تا شاید بسی زاری کنند. quran_en_fa Then We changed their suffering into prosperity, until they grew and multiplied, and began to say: "Our fathers (too) were touched by suffering and affluence"... Behold! We called them to account of a sudden, while they realised not (their peril). سپس [هنگامی که این مصایب، مایه بیداری آنان نشد] به جای آن مصایب، رفاه وفراوانی نعمت قرار دادیم تا [ازنظر مال، ثروت، جمعیت و قدرت] فزونی یافتند، [بلکه بیدار شوند ولی رفاه و فراوانی نعمت در بیدار کردنشان مؤثر نیفتاد] و گفتند: به پدران ما هم به طور طبیعی تهیدستی و سختی و رنج و بیماری رسید [و ربطی به رویارویی ما با پیامبران و خشم خدا نداشت]؛ پس به ناگاه آنان را در حالی که درک نمی‌کردند [به عذابی سخت و نابود کننده] گرفتیم.///سپس [هنگامی که این مصایب، مایه بیداری آنان نشد] به جای آن مصایب، رفاه وفراوانی نعمت قرار دادیم تا [ازنظر مال، ثروت، جمعیت و قدرت] فزونی یافتند، [بلکه بیدار شوند ولی رفاه و فراوانی نعمت در بیدار کردنشان مؤثر نیفتاد] و گفتند: به پدران ما هم به طور طبیعی تهیدستی و سختی و رنج و بیماری رسید [و ربطی به رویارویی ما با پیامبران و خشم خدا نداشت]؛ پس به ناگاه آنان را در حالی که درک نمی‌کردند [به عذابی سخت و نابود کننده] گرفتیم.///آنگاه جاى بلا و محنت را به خوشى و خوبى سپردیم، تا شمارشان افزون شد و گفتند: آن پدران ما بودند با سختى و بهروزى. ناگهان آنان را بى‌خبر فرو گرفتیم.///آن‌گاه به جاى محنت‌ها خوشى آوردیم تا آن که وضعشان خوب شد [باز متنبه نشدند] و گفتند: البته به پدران ما [هم از گردش روزگار] رنج و خوشى مى‌رسید. پس ناگهان، در آن حال که غافل بودند ایشان را بگرفتیم///آنگاه به جاى بدى [=بلا]، نیکى [=نعمت‌] قرار دادیم تا انبوه شدند و گفتند: «پدران ما را [هم مسلما به حکم طبیعت‌] رنج و راحت مى‌رسیده است.» پس در حالى که بى خبر بودند بناگاه [گریبان‌] آنان را گرفتیم.///سپس [هنگامى که این هشدارها در آنها اثر نگذاشت،] نیکى [و فراوانى نعمت و رفاه] به جاى بدى [و ناراحتى و گرفتارى] قرار دادیم، آن چنان که فزونى گرفتند [و مغرور شدند] و گفتند: «به پدران ما نیز تنگدستی و توانگری رسید.» چون چنین شد، آنها را ناگهان به اعمالشان گرفتیم.///سپس آن سختی‌ها را به آسایش و خوشی مبدل کردیم تا به کلی حال خود را فراموش کرده و گفتند: آن رنج و خوشیها به پدران ما نیز رسید (و این عادت روزگار است که گاهی خوش و گاهی ناخوش است)، ما هم به ناگاه آنان را گرفتیم در حالی که (از توجه به آن عقاب) غافل بودند.///سپس به جای ناخوشی، خوشی آوردیم تا آنکه انبوه شدند و گفتند به راستی به پدران ما هم [به همین‌گونه، از گردش روزگار] رنج و راحت می‌رسید، آنگاه آنان را ناگهان -در حالی که بی‌خبر بودندفروگرفتیم‌///سپس (هنگامی که این هشدارها در آنان اثر نگذاشت)، نیکی (و فراوانی نعمت و رفاه) را به جای بدی (و ناراحتی و گرفتاری) قرار دادیم؛ آنچنان که فزونی گرفتند، (و همه‌گونه نعمت و برکت یافتند، و مغرور شدند،) و گفتند: «(تنها ما نبودیم که گرفتار این مشکلات شدیم؛) به پدران ما نیز ناراحتیهای جسمی و مالی رسید.» چون چنین شد، آنها را ناگهان (به سبب اعمالشان) گرفتیم (و مجازات کردیم)، در حالی که نمی‌فهمیدند.///سپس تبدیل کردیم به جای بدی نیکی را تا برآسودند و گفتند همانا رسیده است به پدران ما رنج و سختی پس گرفتیمشان ناگهان حالی که نمی‌دانستند///سپس به جای بدی، نیکی قرار دادیم، تا انبوه شدند و گفتند: «پدران ما را (هم به حکم طبیعت) بی‌چون بسی رنج‌ها و راحتی‌ها می‌رسیده است.» پس در حالی که باریک‌بینی نمی‌کردند (ناگاه) آنان را (در) گرفتیم. quran_en_fa If the people of the towns had but believed and feared Allah, We should indeed have opened out to them (All kinds of) blessings from heaven and earth; but they rejected (the truth), and We brought them to book for their misdeeds. و اگر اهل شهرها و آبادی‌ها ایمان می‌آوردند و پرهیزکاری پیشه می‌کردند، یقینا [درهای] برکاتی از آسمان و زمین را بر آنان می‌گشودیم، ولی [آیات الهی و پیامبران را] تکذیب کردند، ما هم آنان را به کیفر اعمالی که همواره مرتکب می‌شدند [به عذابی سخت] گرفتیم.///و اگر اهل شهرها و آبادی‌ها ایمان می‌آوردند و پرهیزکاری پیشه می‌کردند، یقینا [درهای] برکاتی از آسمان و زمین را بر آنان می‌گشودیم، ولی [آیات الهی و پیامبران را] تکذیب کردند، ما هم آنان را به کیفر اعمالی که همواره مرتکب می‌شدند [به عذابی سخت] گرفتیم.///اگر مردم قریه‌ها ایمان آورده و پرهیزگارى پیشه کرده بودند برکات آسمان و زمین را به رویشان مى‌گشودیم، ولى پیامبران را به دروغگویى نسبت دادند. ما نیز به کیفر کردارشان مؤاخذه‌شان کردیم.///و اگر اهل شهرها ایمان آورده و تقوا پیشه مى‌کردند، برکاتى از آسمان و زمین به رویشان مى‌گشودیم، ولى آنها تکذیب کردند پس ما نیز ایشان را به سزاى آنچه مى‌کردند گرفتار ساختیم///و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند، قطعا برکاتى از آسمان و زمین برایشان مى‌گشودیم، ولى تکذیب کردند؛ پس به [کیفر] دستاوردشان [گریبان‌] آنان را گرفتیم.///و اگر ساکنان که در شهرها و آبادی‌ها، ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند، برکات آسمان و زمین را بر آنها مى‌گشاییم؛ ولى [آنها حقایق را] تکذیب کردند، ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم.///و چنانچه مردم شهر و دیارها همه ایمان آورده و پرهیزکار می‌شدند همانا ما درهای برکاتی از آسمان و زمین را بر روی آنها می‌گشودیم و لیکن (چون آیات و پیغمبران ما را) تکذیب کردند ما هم آنان را سخت به کیفر کردار زشتشان رسانیدیم.///و اگر اهل آن شهرها ایمان آورده و تقوا پیشه کرده بودند، بر آنان [درهای‌] برکات آسمان و زمین می‌گشودیم، ولی [آیات و پیامهای ما را] دروغ انگاشتند، آنگاه به خاطر کار و کردارشان ایشان را فروگرفتیم‌///و اگر اهل شهرها و آبادیها، ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌کردند، برکات آسمان و زمین را بر آنها می‌گشودیم؛ ولی (آنها حق را) تکذیب کردند؛ ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم.///و اگر مردم شهرها ایمان می‌آوردند و پرهیزکاری می‌نمودند هر آینه می‌گشودیم بر ایشان برکتهائی را از آسمان و زمین لیکن تکذیب نمودند پس گرفتیمشان بدانچه بودند دست می‌آوردند///و اگر اهل شهرها و آبادی‌ها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند (ما هم) بی‌گمان برکاتی از آسمان و زمین بر ایشان می‌گشودیم. ولی تکذیب کردند؛ پس آنان را به آنچه به دست آورده بوده‌اند برگرفتیم. quran_en_fa Did the people of the towns feel secure against the coming of Our wrath by night while they were asleep? آیا اهل شهرها ایمنند از اینکه هنگام شب، عذاب ما در حالی که خوابند بر آنان درآید؟!///آیا اهل شهرها ایمنند از اینکه هنگام شب، عذاب ما در حالی که خوابند بر آنان درآید؟!///آیا مردم قریه‌ها پنداشتند از اینکه عذاب ما شب‌هنگام که به خواب رفته‌اند بر سر آنها بیاید، در امانند؟///مگر مردم این شهرها ایمنند که عذاب ما شب هنگام زمانى که در خوابند سراغشان بیاید///آیا ساکنان شهرها ایمن شده‌اند از اینکه عذاب ما شامگاهان -در حالى که به خواب فرو رفته‌اند- به آنان برسد؟///آیا اهل این آبادی‌ها از این ایمن هستند که عذاب ما شبانه به سراغ آنها بیاید، در حالى که در خواب باشند؟///آیا اهل شهر و دیارها (که به نافرمانی خدا و اعمال نکوهیده مشغولند) از آن ایمنند که شبانگاه که در خوابند عذاب ما آنها را فرا گیرد؟///آیا اهل شهرها ایمنند از اینکه عذاب ما شبانه به سراغشان بیاید و ایشان خفته باشند؟///آیا اهل این آبادیها، از این ایمنند که عذاب ما شبانه به سراغ آنها بیاید در حالی که در خواب باشند؟!///آیا ایمن شدند مردم شهرها که بیایدشان خشم ما شبانه حالی که ایشانند به خواب اندران‌///آیا پس (از این) ساکنان شهرها و آبادی‌ها ایمن شدند، (از این) که عذاب ما شامگاهان - در حالی که خوابند - به آنان در رسد؟ quran_en_fa Or else did they feel secure against its coming in broad daylight while they played about (care-free)? آیا اهل شهرها ایمنند از اینکه هنگام روز، عذاب ما در حالی که سرگرم [امور دنیایی] اند بر آنان در آید؟!///آیا اهل شهرها ایمنند از اینکه هنگام روز، عذاب ما در حالی که سرگرم [امور دنیایی] اند بر آنان در آید؟!///و آیا مردم قریه‌ها پنداشتند از اینکه عذاب ما به هنگام چاشت که به بازیچه مشغولند بر سر آنها بیاید، در امانند؟///و آیا مردم این دیار ایمنند که عذاب ما در روز روشن به سراغشان بیاید در حالى که به بازى سرگرم‌اند///و آیا ساکنان شهرها ایمن شده‌اند از اینکه عذاب ما نیمروز -در حالى که به بازى سرگرمند- به ایشان دررسد؟///آیا اهل آبادی‌ها از این ایمنند که عذاب ما، روز به سراغشان بیاید، در حالى که سرگرم بازى هستند؟///آیا اهل شهر و دیارها (که از یاد خدا و طاعت او غافلند) از آن ایمنند که به روز که سرگرم بازیچه دنیا هستند عذاب ما آنان را فرا رسد؟///یا ایمنند اهل شهرها که عذاب ما در روز به هنگامی که سرگرم بازی‌اند به سراغشان بیاید؟///آیا اهل این آبادیها، از این ایمنند که عذاب ما هنگام روز به سراغشان بیاید در حالی که سرگرم بازی هستند؟!///یا ایمن شدند مردم شهرها که بیایدشان خشم ما روزانه حالی که آنانند بازی‌کنان‌///آیا و ساکنان شهرها و آبادی‌ها ایمن شده‌اند، (از این) که مکر ما نیمروز - در حالی که به بازی سرگرمند - به ایشان در رسد؟ quran_en_fa Did they then feel secure against the plan of Allah?- but no one can feel secure from the Plan of Allah, except those (doomed) to ruin! آیا از عذاب و انتقام خدا ایمنند در حالی که جز گروه زیانکاران خود را از عذاب و انتقام خدا ایمن نمی‌دانند؟!///آیا از عذاب و انتقام خدا ایمنند در حالی که جز گروه زیانکاران خود را از عذاب و انتقام خدا ایمن نمی‌دانند؟!///آیا پنداشتند که از مکر خدا در امانند؟ از مکر خدا جز زیانکاران ایمن ننشینند.///مگر از مکر و تدبیر خدا ایمن شده‌اند؟ که جز زیانکاران از تدبیر خدا ایمن ننشینند///آیا از مکر خدا خود را ایمن دانستند؟ [با آنکه‌] جز مردم زیانکار [کسى‌] خود را از مکر خدا ایمن نمى‌داند.///آیا آنها از مکر الهى غافلند؟ در حالى که جز زیانکاران، خود را از مکر [و مجازات] خدا ایمن نمی‌دانند.///آیا از مکر خدا (یعنی آزمایش و مجازات خدا) غافل و ایمن گردیده‌اند؟ که از آن مکر و انتقام البته کسی غافل نشود مگر مردم زیانکار.///آیا از مکر الهی ایمنند؟ در صورتی که جز زیانکاران کسی از مکر الهی [به خیال خویش‌] ایمن نیست‌///آیا آنها خود را از مکر الهی در امان می‌دانند؟! در حالی که جز زیانکاران، خود را از مکر (و مجازات) خدا ایمن نمی‌دانند!///پس آیا ایمن شدند مکر خدا را که ایمن نشود مکر خدا را جز گروه زیانکاران‌///آیا پس مگر خود را از مکر خدا ایمن داشتند؟ ولی جز مردم زیان‌کار (کسی) خود را از مکر خدا ایمن نمی‌دارد. quran_en_fa To those who inherit the earth in succession to its (previous) possessors, is it not a guiding, (lesson) that, if We so willed, We could punish them (too) for their sins, and seal up their hearts so that they could not hear? آیا [سرگذشت عبرت آموز پیشینیان] برای کسانی که زمین را پس از صاحبانش به ارث می‌برند، روشن نکرده که اگر ما بخواهیم آنان را به کیفر گناهانشان می‌رسانیم و بر دل هایشان مهر می‌زنیم، پس آنان [دعوت حق را] نشنوند؟///آیا [سرگذشت عبرت آموز پیشینیان] برای کسانی که زمین را پس از صاحبانش به ارث می‌برند، روشن نکرده که اگر ما بخواهیم آنان را به کیفر گناهانشان می‌رسانیم و بر دل هایشان مهر می‌زنیم، پس آنان [دعوت حق را] نشنوند؟///آیا براى آنان که زمین را از پیشینیان به ارث برده‌اند، باز ننموده است که اگر بخواهیم آنها را نیز به کیفر گناهانشان به عقوبت مى‌رسانیم و بر دلهایشان مهر مى‌نهیم تا شنیدن نتوانند؟///آیا براى آنان که این سرزمین را از پیشینیان به ارث برده‌اند روشن نکرده است که اگر بخواهیم آنها را به سزاى گناهانشان عقوبت مى‌کنیم و بر دل‌هایشان مهر مى‌نهیم تا دیگر نشنوند///مگر براى کسانى که زمین را پس از ساکنان [پیشین‌] آن به ارث مى‌برند، باز ننموده است که اگر مى‌خواستیم آنان را به [کیفر] گناهانشان مى‌رساندیم و بر دلهایشان مهر مى‌نهادیم تا دیگر نشنوند.///آیا کسانى که وارث زمین بعد از صاحبان قبلى آن مى‌شوند، عبرت نمى‌گیرند؟ که اگر بخواهیم آنها را نیز به گناهانشان هلاک مى‌کنیم و بر دل‌هایشان مهر مى‌نهیم تا [صداى حق را] نشنوند.///آیا این مردمی را که بعد از اقوامی که همه مردند وارث زمین شدند (خدا) آگاه نفرموده که اگر ما بخواهیم به کیفر گناهانشان می‌رسانیم و بر دلهایشان مهر می‌نهیم که دیگر (به گوش دل چیزی) نشنوند؟///آیا برای کسانی که این سرزمین را پس از اهل آن به ارث برده‌اند، روشن نشده است که اگر بخواهیم به کیفر گناهانشان گرفتارشان سازیم؟ و بر دلهایشان مهر می‌نهیم، آنگاه [پندی‌] نمی‌شنوند///آیا کسانی که وارث روی زمین بعد از صاحبان آن می‌شوند، عبرت نمی‌گیرند که اگر بخواهیم، آنها را نیز به گناهانشان هلاک می‌کنیم، و بر دلهایشان مهر می‌نهیم تا (صدای حق را) نشنوند؟!///آیا رهبری نشد برای آنان که ارث می‌برند زمین را پس از اهلش که اگر می‌خواستیم هر آینه می‌گرفتیمشان به گناهانشان و مهر می‌زدیم بر دلهای ایشان چنانکه نشنوند///و آیا برای کسانی که زمین را پس از ساکنان پیشینش به ارث می‌برند، رهنمون نشده است که اگر می‌خواستیم آنان را به (کیفر) گناهانشان آسیبی می‌رساندیم و بر دل‌هایشان مهر می‌نهادیم‌؛ پس ایشان نمی‌شنوند. quran_en_fa Such were the towns whose story We (thus) relate unto thee: There came indeed to them their messengers with clear (signs): But they would not believe what they had rejected before. Thus doth Allah seal up the hearts of those who reject faith. این شهرهاست که بخشی از داستان هایش را برای تو بیان می‌کنیم، و یقینا پیامبرانشان برای آنان دلایل روشن آوردند، ولی آنان بر آن نبودند که به حقایقی که پیش از آمدن آن دلایل تکذیب کرده بودند ایمان بیاورند؛ این گونه خدا بر دل‌های کافران [به سزای لجاجت وعنادشان] مهر می‌زند.///این شهرهاست که بخشی از داستان هایش را برای تو بیان می‌کنیم، و یقینا پیامبرانشان برای آنان دلایل روشن آوردند، ولی آنان بر آن نبودند که به حقایقی که پیش از آمدن آن دلایل تکذیب کرده بودند ایمان بیاورند؛ این گونه خدا بر دل‌های کافران [به سزای لجاجت وعنادشان] مهر می‌زند.///اینها قریه‌هایى است که ما اخبارشان را بر تو حکایت کنیم. پیامبرانشان با دلایل روشن آمدند. و به آن چیزها که از آن پیش دروغ خوانده بودند، ایمان نیاوردند. و خدا بر دلهاى کافران اینچنین مهر مى‌نهد.///این شهرهاست که ما خبرهاى آن را بر تو نقل مى‌کنیم. به حقیقت پیامبرانشان با حجت‌هاى روشن به سویشان آمدند، ولى آنها به آنچه قبلا تکذیب کرده بودند ایمان نمى‌آوردند. این گونه خداوند بر دل‌هاى کافران مهر مى‌نهد///این شهرهاست که برخى از خبرهاى آن را بر تو حکایت مى‌کنیم. در حقیقت، پیامبرانشان دلایل روشن برایشان آوردند. اما آنان به آنچه قبلا تکذیب کرده بودند [باز] ایمان نمى‌آوردند. این گونه خدا بر دلهاى کافران مهر مى‌نهد.///اینها آبادی‌هایى است که اخبار آن را براى تو شرح مى‌دهیم. آنها [چنان لجوج بودند که] به آنچه قبلا تکذیب کرده بودند، ایمان نمى‌آوردند. این چنین خداوند بر دل‌هاى کافران مهر مى‌نهد [و بر اثر لجاجت و ادامه گناه، حس تشخیص را از آنها مى‌گیرد].///این است شهرهایی که ما بر تو از اخبار اهلش بیان کردیم، همه را رسولان حق با ادله روشن آمدند اما بر آن نبودند که به آنچه پیش از آن تکذیب کرده بودند ایمان بیاورند. این چنین خدا دلهای کافران را مهر می‌زند.///این شهرهایی است که از اخبارش بر تو می‌خوانیم، و به راستی که پیامبرانشان برای آنان معجزات آوردند و آنان بر آن نبودند که به چیزی که از پیش انکار کرده بودند، ایمان بیاورند، بدین‌سان خداوند بر دلهای کافران مهر می‌نهد///اینها، شهرها و آبادیهایی است که قسمتی از اخبار آن را برای تو شرح می‌دهیم؛ پیامبرانشان دلایل روشن برای آنان آوردند؛ (ولی آنها چنان لجوج بودند که) به آنچه قبلا تکذیب کرده بودند، ایمان نمی‌آوردند! این‌گونه خداوند بر دلهای کافران مهر می‌نهد (و بر اثر لجاجت و ادامه گناه، حس تشخیصشان را سلب می‌کند)!///این شهرها می‌سرائیم بر تو از داستانهای آنها و همانا بیامدشان فرستادگانشان به نشانیها پس نبودند که ایمان آرند بدانچه تکذیب کردند از پیش بدینگونه مهر نهد خدا بر دلهای کافران‌///این‌ها مجتمعات انسانی است که برخی از خبرهای مهم آن را بر تو حکایت می‌کنیم. و پیامبرانشان بی‌گمان برایشان به‌راستی دلایل روشن آوردند. پس آنان - به آنچه قبلا تکذیب کرده بودند - هرگز ایمان نمی‌آورند. این‌گونه خدا بر دل‌های کافران مهر می‌نهد. quran_en_fa Most of them We found not men (true) to their covenant: but most of them We found rebellious and disobedient. و برای بیشتر آنان هیچ گونه پای بندی وتعهدی [نسبت به وعده هایشان مبنی برایمان آوردن پس از دیدن معجزات ودلایل] نیافتیم، و در حقیقت بیشتر آنان را نافرمان [و پیمان شکن] یافتیم.///و برای بیشتر آنان هیچ گونه پای بندی وتعهدی [نسبت به وعده هایشان مبنی برایمان آوردن پس از دیدن معجزات ودلایل] نیافتیم، و در حقیقت بیشتر آنان را نافرمان [و پیمان شکن] یافتیم.///در بیشترینشان وفاى به عهد نیافتیم و بیشترین را جز نافرمانان ندیدیم.///و ما بیشترشان را پاى بند تعهد نیافتیم و جدا بیشترشان را نافرمان یافتیم///و در بیشتر آنان عهدى [استوار] نیافتیم و بیشترشان را جدا نافرمان یافتیم.///و بیشتر آنها را بر سر پیمان خود ندیدیم. و بیشتر آنها را فاسق و گنهکار یافتیم.///و اکثر مردمان را در عهد استوار ندیدیم بلکه بیشترشان را عهدشکن و بزهکار یافتیم.///و در اکثرشان وفای به عهد نیافتیم، و اکثرشان را نافرمان یافتیم‌///و بیشتر آنها را بر سر پیمان خود نیافتیم؛ (بلکه) اکثر آنها را فاسق و گنهکار یافتیم!///و نیافتیم برای بیشترشان عهدی و بیافتیم بیشترشان را نافرمانان‌///و برای بیشتر آنان هیچ عهدی (استوار) نیافتیم (و) بیشترشان را همواره نافرمانان یافتیم. quran_en_fa Then after them We sent Moses with Our signs to Pharaoh and his chiefs, but they wrongfully rejected them: So see what was the end of those who made mischief. سپس بعد از پیامبران گذشته موسی را با آیات خود به سوی فرعون و اشراف و سران قومش فرستادیم؛ ولی آنان به آن آیات ستم ورزیدند. پس با تأمل بنگر که سرانجام مفسدین و تبهکاران چگونه بود؟///سپس بعد از پیامبران گذشته موسی را با آیات خود به سوی فرعون و اشراف و سران قومش فرستادیم؛ ولی آنان به آن آیات ستم ورزیدند. پس با تأمل بنگر که سرانجام مفسدین و تبهکاران چگونه بود؟///بعد از آنها موسى را با آیاتمان بر فرعون و قومش مبعوث داشتیم. به خلافش برخاستند. اینک بنگر که عاقبت مفسدان چگونه بوده است.///آن‌گاه از پس ایشان موسى را با آیات خویش به سوى فرعون و سران قومش فرستادیم، ولى در حق آن [آیات‌] ستم کردند. اینک بنگر که عاقبت مفسدان چگونه گشت///آنگاه بعد از آنان، موسى را با آیات خود به سوى فرعون و سران قومش فرستادیم. ولى آنها به آن [آیات‌] کفر ورزیدند. پس ببین فرجام مفسدان چگونه بود.///سپس به دنبال آنها، موسى را با آیات خویش به سوى فرعون و اطرافیان او فرستادیم. اما آنها [با نپذیرفتن این آیات] بر آن ظلم کردند. ببین عاقبت مفسدان به کجا کشید؟///بعد از آن رسولان، باز ما موسی را با آیات و ادله روشن خود به سوی فرعون و مهتران قومش فرستادیم، آنها هم با آن آیات مخالفت و به آنها ستم کردند بنگر تا عاقبت به روزگار آن تبهکاران چه رسید!///سپس بعد از آنان موسی را همراه با معجزات خویش به سوی فرعون و بزرگان قومش فرستادیم و در حق آیات ما ستم کردند، بنگر که سرانجام اهل فساد چگونه بوده است‌///سپس بدنبال آنها [= پیامبران پیشین‌] موسی را با آیات خویش به سوی فرعون و اطرافیان او فرستادیم؛ اما آنها (با عدم پذیرش)، به آن (آیات) ظلم کردند. ببین عاقبت مفسدان چگونه بود!///سپس برانگیختیم پس از ایشان موسی را به آیتهای ما بسوی فرعون و قومش پس ستم نمودند بدانها بنگر تا چگونه شد فرجام تبهکاران‌///سپس، بعد از آنان، موسی را با آیات خود سوی فرعون و سران قومش فرستادیم. پس آنها به آن (آیات) ستم ورزیدند. پس ببین فرجام مفسدان چگونه بوده است. quran_en_fa Moses said: "O Pharaoh! I am a messenger from the Lord of the worlds,- وموسی گفت: ای فرعون! یقینا من فرستاده‌ای از سوی پروردگار جهانیانم.///وموسی گفت: ای فرعون! یقینا من فرستاده‌ای از سوی پروردگار جهانیانم.///موسى گفت: اى فرعون، من پیامبرى از جانب پروردگار عالمیانم.///و موسى گفت: اى فرعون! بى‌تردید من فرستاده‌اى از جانب پروردگار عالمیانم///و موسى گفت: «اى فرعون، بى‌تردید، من پیامبرى از سوى پروردگار جهانیانم.»///و موسى گفت: «اى فرعون! من فرستاده‌اى از پروردگار جهانیانم.///و موسی خطاب کرد که‌ای فرعون، محققا من فرستاده‌ای از خدای عالمیانم.///و موسی گفت ای فرعون من پیامبری از سوی پروردگار جهانیانم‌///و موسی گفت: «ای فرعون! من فرستاده‌ای از سوی پروردگار جهانیانم.///و گفت موسی ای فرعون همانا منم فرستاده از پروردگار جهانیان‌///و موسی گفت: «ای فرعون! به‌راستی من فرستاده‌ای از سوی پروردگار جهانیانم.» quran_en_fa One for whom it is right to say nothing but truth about Allah. Now have I come unto you (people), from your Lord, with a clear (Sign): So let the Children of Israel depart along with me." سزوار است که درباره خدا سخنی جز حق نگویم. بی تردید من دلیلی روشن [بر صدق رسالتم] از سوی پروردگارتان برای شما آورده‌ام، [از حکومت ظالمانه‌ات دست بردار] و بنی اسرائیل را [برای کوچ کردن از این سرزمین] با من روانه کن.///سزوار است که درباره خدا سخنی جز حق نگویم. بی تردید من دلیلی روشن [بر صدق رسالتم] از سوی پروردگارتان برای شما آورده‌ام، [از حکومت ظالمانه‌ات دست بردار] و بنی اسرائیل را [برای کوچ کردن از این سرزمین] با من روانه کن.///شایسته است که در باره خدا جز به راستى سخن نگویم. من همراه با معجزه‌اى از جانب پروردگارتان آمده‌ام. بنى‌اسرائیل را با من بفرست.///شایسته است که در باره‌ى خداوند جز حق نگویم. همانا براى شما معجزه‌اى از جانب پروردگارتان آورده‌ام، پس بنى اسرائیل را با من بفرست///شایسته است که بر خدا جز [سخن‌] حق نگویم. من در حقیقت دلیلى روشن از سوى پروردگارتان براى شما آورده‌ام، پس فرزندان اسرائیل را همراه من بفرست.///سزاوار است که بر خدا جز حق نگویم. من دلیل روشنى از پروردگارتان براى شما آورده‌ام. بنابراین بنى‌اسرائیل را با من بفرست.»///سزاوار آنم که از طرف خدا چیزی جز به حق نگویم، همانا دلیلی بس روشن (معجزه بسیار آشکار و حجتی محکم و استوار) از جانب پروردگارتان برای شما آورده‌ام، پس بنی‌اسرائیل را با من بفرست.///سزاوار است که به خداوند جز سخن حق نسبت ندهم، به راستی که معجزه‌ای از سوی پروردگارتان برایتان آورده‌ام، پس بنی‌اسرائیل را همراه من بفرست‌///سزاوار است که بر خدا جز حق نگویم. من دلیل روشنی از پروردگارتان برای شما آورده‌ام؛ پس بنی اسرائیل را با من بفرست!»///سزاوارم بر آنکه نگویم بر خدا جز حق را همانا آوردم شما را نشانی از پروردگار شما پس بفرست با من بنی اسرائیل را///«شایسته و بایسته است که بر خدا جز (سخن) حق نگویم. من بی‌گمان (دلیل) روشنی از سوی پروردگارتان برایتان آورده‌ام، پس فرزندان اسرائیل را با من بفرست.» quran_en_fa (Pharaoh) said: "If indeed thou hast come with a Sign, show it forth,- if thou tellest the truth." [فرعون] گفت: اگر [در ادعای پیامبری] از راستگویانی چنانچه معجزه‌ای آورده‌ای آن را ارائه کن.///[فرعون] گفت: اگر [در ادعای پیامبری] از راستگویانی چنانچه معجزه‌ای آورده‌ای آن را ارائه کن.///گفت: اگر راست مى‌گویى و معجزه‌اى به همراه دارى، آن را بیاور.///گفت: اگر راست مى‌گویى و معجزه‌اى آورده‌اى، آن را بیاور/// [فرعون‌] گفت: «اگر معجزه‌اى آورده‌اى، پس اگر راست مى‌گویى آن را ارائه بده.»///[فرعون] گفت: «اگر نشانه‌اى آورده‌اى، ارائه بده، اگر از راستگویانى.»///فرعون پاسخ داد که اگر دلیلی برای صدق خود داری بیار اگر از راستگویانی.///گفت اگر راست می‌گویی که معجزه‌ای آورده‌ای آن را [به میان‌] بیاور///(فرعون) گفت: «اگر نشانه‌ای آورده‌ای، نشان بده اگر از راستگویانی!»///گفت اگر آیتی آورده‌ای پس بیارش اگر هستی از راستگویان‌///(فرعون) گفت: «اگر تو نشانه‌ای آورده بوده‌ای - اگر از راستان بوده‌ای - پس آن را (با خود) بیاور.» quran_en_fa Then (Moses) threw his rod, and behold! it was a serpent, plain (for all to see)! پس موسی عصایش را انداخت، پس به ناگاه اژدهایی آشکار شد.///پس موسی عصایش را انداخت، پس به ناگاه اژدهایی آشکار شد.///عصایش را انداخت، اژدهایى راستین شد.///پس عصاى خویش بیفکند که در دم اژدهایى واقعى شد///پس [موسى‌] عصایش را افکند و بناگاه اژدهایى آشکار شد.///[موسی] ناگهان عصاى خود را افکند و اژدهاى آشکارى شد!///موسی هم عصای خود را بیفکند به ناگاه آن عصا اژدهایی عظیم پدیدار گردید.///آنگاه عصایش را در انداخت و ناگهان به صورت اژدهایی آشکار درآمد///(موسی) عصای خود را افکند؛ ناگهان اژدهای آشکاری شد!///پس بیفکند عصایش را ناگاه آن اژدهائی است آشکار///پس (موسی) عصایش را افکند. سپس به‌ناگاه اژدری آشکارگر است. quran_en_fa And he drew out his hand, and behold! it was white to all beholders! و دستش را از گریبانش بیرون کشید که ناگاه دست برای بینندگان سپید و درخشان گشت.///و دستش را از گریبانش بیرون کشید که ناگاه دست برای بینندگان سپید و درخشان گشت.///و دستش را بیرون آورد، در نظر آنان که مى‌دیدند سفید و درخشان بود.///و دست خود [از گریبان‌] برآورد که ناگه براى ناظران درخشان گردید///و دست خود را [از گریبان‌] بیرون کشید و ناگهان براى تماشاگران سپید [و درخشنده‌] بود.///و دست خود را [از گریبان] بیرون آورد، سفید [و درخشان] براى بینندگان بود!///و دست (از گریبان خود) برآورد که ناگاه بینندگان را سپید و رخشان بود.///و دستش را [از گریبانش‌] بیرون آورد، و ناگهان سپید و درخشان در دید تماشاگران پدیدار شد///و دست خود را (از گریبان) بیرون آورد؛ سفید (و درخشان) برای بینندگان بود!///و برآورد دستش را ناگهان آن پرتوی است برای بینندگان‌///و دستش را (از گریبانش بیرون) کشید، پس ناگهان برای تماشاگران سپید و درخشان است. quran_en_fa Said the Chiefs of the people of Pharaoh: "This is indeed a sorcerer well-versed. اشراف و سران قوم فرعون گفتند: قطعا این جادوگری [زبردست و] داناست.///اشراف و سران قوم فرعون گفتند: قطعا این جادوگری [زبردست و] داناست.///مهتران قوم فرعون گفتند: این جادوگرى است دانا.///سران قوم فرعون گفتند: به راستى این جادوگرى ماهر است///سران قوم فرعون گفتند: «بى‌شک، این [مرد] ساحرى داناست.»///اطرافیان فرعون گفتند: «بدون شک این ساحر دانایى است!///مهتران قوم فرعون گفتند که این شخص ساحری سخت ماهر و داناست.///بزرگان قوم فرعون گفتند این [مرد] جادوگری داناست‌///اطرافیان فرعون گفتند: «بی‌شک، این ساحری ماهر و دانا است!///گفتند توده‌ای از قوم فرعون این است جادوگری دانشمند///سران قوم فرعون گفتند: «بی‌شک این (مرد) ساحری بس داناست.» quran_en_fa "His plan is to get you out of your land: then what is it ye counsel?" می‌خواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند؛ اینک [درباره او] چه رأی و نظری می‌دهید؟///می‌خواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند؛ اینک [درباره او] چه رأی و نظری می‌دهید؟///مى‌خواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند، چه مى‌فرمایید؟///مى‌خواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند. اینک چه رأى مى‌دهید///مى‌خواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند. پس چه دستور مى‌دهید؟///می‌خواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند، نظر شما چیست؟ [در برابر او چه باید کرد؟]»///اراده آن دارد که شما را از سرزمین خود بیرون کند، اکنون در کار او چه دستور می‌دهید؟///می‌خواهد شما را از سرزمینتان آواره کند، تا رأی شما چه باشد///می‌خواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند؛ (نظر شما چیست، و) در برابر او چه دستوری دارید؟»///که خواهد برون راند شما را از سرزمینتان تا چه امر کنید///«می‌خواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند. پس چه دستور می‌دهید؟» quran_en_fa They said: "Keep him and his brother in suspense (for a while); and send to the cities men to collect- گفتند: [مجازات] او و برادرش را به تأخیر انداز و نیروهای گردآورنده را به شهرها روانه کن.///گفتند: [مجازات] او و برادرش را به تأخیر انداز و نیروهای گردآورنده را به شهرها روانه کن.///گفتند: او و برادرش را نگه دار و کسان به شهرها بفرست.///گفتند: [کار] او و برادرش را به تأخیر انداز، و مأموران جمع‌آورى را به شهرها بفرست///گفتند: «او و برادرش را بازداشت کن، و گردآورندگانى را به شهرها بفرست.///[سپس به فرعون] گفتند: «[کار] او و برادرش را به تأخیر انداز و گرد‌آورندگان را به همه‌ی شهرها بفرست.///قوم به فرعون گفتند که موسی و برادرش (هارون) را زمانی بازدار و گردآورانی به شهرها بفرست.///گفتند او و برادرش را [به نحوی‌] بازدار و گردآورندگان [جادوگران‌] را به شهرها بفرست‌///(سپس به فرعون) گفتند: «(کار) او و برادرش را به تأخیر انداز، و جمع‌آوری‌کنندگان را به همه شهرها بفرست …///گفتند بگذار او و برادرش را و بفرست در شهرها گردآورندگان‌///گفتند: «او و برادرش را بازداشت کن و گردآورندگانی را به شهرها بفرست‌،» quran_en_fa And bring up to thee all (our) sorcerers well-versed." تا هر جادوگری دانا را به نزد تو آورند.///تا هر جادوگری دانا را به نزد تو آورند.///تا همه جادوگران دانا را نزد تو بیاورند.///تا هر چه ساحر ماهر است نزد تو آورند///تا هر ساحر دانایى را نزد تو آرند.///تا هر ساحر دانا [و کار آزموده] اى را به خدمت تو بیاورند.»///تا ساحران زبردست دانا را به حضور تو جمع آورند.///تا هر جادوگر دانایی را به حضورت بیاورند///تا هر ساحر دانا (و کارآزموده‌ای) را به خدمت تو بیاورند!»///تا آرندت به هر جادوگری دانا///«تا هر ساحر بسیار دانایی را نزدت بیاورند.» quran_en_fa So there came the sorcerers to Pharaoh: They said, "of course we shall have a (suitable) reward if we win!" و جادوگران نزد فرعون آمدند [و] گفتند: آیا اگر پیروز شویم، حتما برای ما پاداش و مزد قابل توجهی خواهد بود؟///و جادوگران نزد فرعون آمدند [و] گفتند: آیا اگر پیروز شویم، حتما برای ما پاداش و مزد قابل توجهی خواهد بود؟///جادوگران نزد فرعون آمدند و گفتند: اگر غلبه یابیم، ما را پاداشى هست؟///جادوگران به حضور فرعون آمدند. گفتند: اگر ما غالب شدیم آیا حتما مزدى خواهیم داشت///و ساحران نزد فرعون آمدند [و] گفتند: «[آیا] اگر ما پیروز شویم براى ما پاداشى خواهد بود؟»///ساحران نزد فرعون آمدند و گفتند: «آیا اگر ما پیروز گردیم، اجر و پاداش مهمى خواهیم داشت؟»///و عده بسیاری ساحران به حضور فرعون گرد آمده، فرعون را گفتند: اگر بر موسی غالب آییم برای ما اجر و مزد شایان خواهد بود؟///و [سرانجام‌] جادوگران به نزد فرعون آمدند [و] گفتند آیا اگر ما پیروز شویم، پاداشی داریم؟///ساحران نزد فرعون آمدند و گفتند: «آیا اگر ما پیروز گردیم، اجر و پاداش مهمی خواهیم داشت؟!»///و بر فرعون درآمدند جادوگران گفتند همانا ما را است پاداشی اگر شدیم پیروزمندان‌///و ساحران نزد فرعون آمدند (و) گفتند: «اگر ما، (همین) ما پیروز شوندگان بوده‌ایم، به‌راستی برایمان پاداشی بس بزرگ خواهد بود؟» quran_en_fa He said: "Yea, (and more),- for ye shall in that case be (raised to posts) nearest (to my person)." گفت: آری، و یقینا از مقربان خواهید بود.///گفت: آری، و یقینا از مقربان خواهید بود.///گفت: آرى، و شما از مقربان خواهید بود.///گفت: آرى، البته شما از مقربان خواهید بود///گفت: «آرى، و مسلما شما از مقربان [دربار من‌] خواهید بود.»///گفت: «آرى، و شما از مقربان خواهید بود!»///فرعون پاسخ داد: بلی و علاوه بر آن نزد من از مقربان خواهید گشت.///[فرعون‌] گفت آری و از نزدیکان [من‌] خواهید بود///گفت: «آری، و شما از مقربان خواهید بود!»///گفت آری و همانا شمائید از مقربان‌///گفت: «آری! و بی‌گمان شما به‌راستی از مقربان (دربار من) می‌باشید.» quran_en_fa They said: "O Moses! wilt thou throw (first), or shall we have the (first) throw?" جادوگران گفتند: ای موسی! یا تو [چوب دست خود را] بینداز، یا اینکه ما می‌اندازیم.///جادوگران گفتند: ای موسی! یا تو [چوب دست خود را] بینداز، یا اینکه ما می‌اندازیم.///گفتند: اى موسى، آیا نخست تو مى‌افکنى، یا ما بیفکنیم؟///گفتند: اى موسى! تو اول مى‌افکنى یا ما بیفکنیم///گفتند: «اى موسى، آیا تو مى‌افکنى و یا اینکه ما مى‌افکنیم؟»///[ساحران] گفتند: «اى موسى! یا تو بیافکن یا ما مى‌افکنیم!»///ساحران به موسی گفتند: اکنون خواهی نخست تو عصای خود بیفکن یا ما بساط سحر خویش بیندازیم.///گفتند ای موسی اول تو می‌اندازی یا ما باید اندازنده باشیم؟///(روز مبارزه فرا رسید. ساحران) گفتند: «ای موسی! یا تو (وسایل سحرت را) بیفکن، یا ما می‌افکنیم!»///گفتند ای موسی یا تو افکن و یا ما باشیم افکنندگان‌///گفتند: «ای موسی! آیا تو می‌افکنی و یا اینکه (همین) ما خودمان افکنندگانیم!» quran_en_fa Said Moses: "Throw ye (first)." So when they threw, they bewitched the eyes of the people, and struck terror into them: for they showed a great (feat of) magic. [موسی] گفت: شما بیندازید. هنگامی که انداختند، چشم‌های مردم را جادو کردند و آنان را سخت ترساندند، و جادویی بزرگ و شگفت آور به میان آوردند.///[موسی] گفت: شما بیندازید. هنگامی که انداختند، چشم‌های مردم را جادو کردند و آنان را سخت ترساندند، و جادویی بزرگ و شگفت آور به میان آوردند.///گفت: شما بیفکنید. چون افکندند، دیدگان مردم را جادو کردند و آنان را ترسانیدند و جادویى عظیم آوردند.///گفت: شما بیفکنید. و چون افکندند، مردم را چشم بندى کردند و آنها را ترساندند و سحر بزرگى آوردند///گفت: «شما بیفکنید.» و چون افکندند، دیدگان مردم را افسون کردند و آنان را به ترس انداختند و سحرى بزرگ در میان آوردند.///گفت: «شما بیافکنید!» هنگامى که [وسایل سحر خود را] افکندند، مردم را چشم‌بندى کردند و ترسانیدند و سحر عظیمى به وجود آوردند!///موسی گفت: شما اول اسباب خود بیفکنید. چون بساط خود انداختند به جادوگری چشم خلق بربستند و مردم را سخت به هراس افکندند، و سحری بس عظیم و هول‌انگیز برانگیختند.///گفت شما بیندازید، و چون درانداختند، مردمان را چشم‌بندی کردند و به هول و هراس انداختند و جادویی سترگ به میان آوردند///گفت: «شما بیفکنید!» و هنگامی (که وسایل سحر خود را) افکندند، مردم را چشم‌بندی کردند و ترساندند؛ و سحر عظیمی پدید آوردند.///گفت بیفکنید پس گاهی که افکندند افسون نمودند (بستند) دیدگان مردم را و بترساندندشان و آوردند جادوئی‌گران‌///گفت: «(همین) شما بیفکنید.» پس چون افکندند، دیدگان مردم را افسون کردند و آنان را به ترس انداختند و سحری بزرگ (به میان) آوردند. quran_en_fa We put it into Moses's mind by inspiration: "Throw (now) thy rod": and behold! it swallows up straight away all the falsehoods which they fake! و به موسی وحی کردیم: عصایت را بینداز. ناگهان آنچه را جادوگران به دروغ بافته بودند، به سرعت بلعید!///و به موسی وحی کردیم: عصایت را بینداز. ناگهان آنچه را جادوگران به دروغ بافته بودند، به سرعت بلعید!///و به موسى وحى کردیم که عصاى خود را بیفکن. به ناگاه دیدند که همه جادوهایشان را مى‌بلعد.///و به موسى وحى کردیم که عصاى خویش بیفکن. پس همان دم ساخته‌هاى آنها را [یک به یک‌] مى‌بلعید///و به موسى وحى کردیم که: «عصایت را بینداز»؛ پس [انداخت و اژدها شد] و ناگهان آنچه را به دروغ ساخته بودند فرو بلعید.///و به موسى وحى کردیم که عصاى خود را بیفکن. ناگهان [به صورت مار عظیمى درآمد و] وسایل دروغین آنها را به سرعت برگرفت!///و ما به موسی وحی نمودیم که عصای خود را بیفکن، (چون عصا انداخت) ناگاه معجزه او هر چه ساحران بافته بودند یکباره همه را ببلعید.///و [ما] به موسی وحی کردیم که عصایت را بینداز، [انداخت و اژدها شد] و ناگهان برساخته‌هایشان را فرو بلعید///(ما) به موسی وحی کردیم که: «عصای خود را بیفکن!» ناگهان (بصورت مار عظیمی در آمد که) وسایل دروغین آنها را بسرعت برمی‌گرفت.///و وحی نمودیم به موسی که بیفکن عصای خویش را ناگهان فروبرد آنچه را دروغ آورند///و سوی موسی وحی کردیم که: «عصایت را بیفکن.» پس (انداخت، ناگهان اژدری شد و) آنچه را به دروغ می‌ساختند فرو می‌بلعد.» quran_en_fa Thus truth was confirmed, and all that they did was made of no effect. پس حق ثابت شد و آنچه را همواره جادوگران [به عنوان سحر] انجام می‌دادند، باطل و پوچ گشت.///پس حق ثابت شد و آنچه را همواره جادوگران [به عنوان سحر] انجام می‌دادند، باطل و پوچ گشت.///پس حق به ثبوت رسید و کارهاى آنان باطل شد.///پس حقیقت ثابت شد و کارى که مى‌کردند بر باد رفت///پس حقیقت آشکار گردید و کارهایى که مى‌کردند باطل شد.///[در این هنگام] حق آشکار گردید، و آنچه آنها ساخته بودند، باطل شد.///پس حق ثابت شد و اعمال ساحران همه باطل گردید.///آنگاه حق برقرار شد و کار و کوشش آنان بر باد رفت‌///(در این هنگام،) حق آشکار شد؛ و آنچه آنها ساخته بودند، باطل گشت.///پس بیامد حق و باطل شد آنچه بودند می‌کردند///پس حقیقت پای‌برجا گردید و کارهایی که می‌کردند باطل گشت. quran_en_fa So the (great ones) were vanquished there and then, and were made to look small. پس [فرعونیان] در آنجا مغلوب شدند و با ذلت و خواری بازگشتند.///پس [فرعونیان] در آنجا مغلوب شدند و با ذلت و خواری بازگشتند.///در همان جا مغلوب شدند، و خوار و زبون بازگشتند.///این جا بود که شکست خوردند و با خوارى برگشتند///و در آنجا مغلوب و خوار گردیدند.///در آنجا شکست خوردند و خوار وکوچک گشتند.///عاقبت فرعونیان در آنجا مغلوب شده و خوار و سرشکسته بازگشتند.///و آنجا بود که شکست خوردند و خرد و خوار شدند///و در آنجا (همگی) مغلوب شدند؛ و خوار و کوچک گشتند.///پس شکست خوردند در آن هنگام و بازگشتند سرافکندگان‌///پس در آن‌جا مغلوب گشته و به خواری و بی‌مقداری برگشتند. quran_en_fa But the sorcerers fell down prostrate in adoration. و جادوگران [با دیدن آن معجزه عظیم و باطل شدن سحر خویش] به سجده افتادند.///و جادوگران [با دیدن آن معجزه عظیم و باطل شدن سحر خویش] به سجده افتادند.///جادوگران به سجده وادار شدند.///و ساحران [بى‌اختیار] به سجده افتادند///و ساحران به سجده درافتادند.///و ساحران، [همگى] به سجده افتادند.///و ساحران بی‌اختیار به سجده افتادند.///و جادوگران به سجده درافتادند///و ساحران (بی‌اختیار) به سجده افتادند.///و بیفتادند جادوگران سجده‌کنندگان‌///و ساحران (بی‌اختیار) به سجده افکنده شدند. quran_en_fa Saying: "We believe in the Lord of the Worlds,- گفتند: [از روی حقیقت] به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم،///گفتند: [از روی حقیقت] به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم،///گفتند: به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم؛///گفتند: ما به پروردگار عالمیان ایمان آوردیم/// [و] گفتند: «به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم،///و گفتند: «ما به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم.»///گفتند: ما ایمان آوردیم به خدای عالمیان،///گفتند به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم‌///و گفتند: «ما به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم؛///گفتند ایمان آوردیم به پروردگار جهانیان‌///گفتند: «به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم‌؛» quran_en_fa "The Lord of Moses and Aaron." پروردگار موسی و هارون.///پروردگار موسی و هارون.///پروردگار موسى و هارون.///پروردگار موسى و هارون///پروردگار موسى و هارون.///«پروردگار موسى و هارون.»///خدای موسی و هارون.///پروردگار موسی و هارون‌///پروردگار موسی و هارون!»///پروردگار موسی و هارون‌///«پروردگار موسی و هارون.» quran_en_fa Said Pharaoh: "Believe ye in Him before I give you permission? Surely this is a trick which ye have planned in the city to drive out its people: but soon shall ye know (the consequences). فرعون گفت: آیا پیش از آنکه من به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟! مسلما این توطئه و نیرنگی است که [شما و موسی] در این شهر برپا کرده‌اید تا مردمش را از آن بیرون کنید، ولی به زودی خواهید دانست.///فرعون گفت: آیا پیش از آنکه من به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟! مسلما این توطئه و نیرنگی است که [شما و موسی] در این شهر برپا کرده‌اید تا مردمش را از آن بیرون کنید، ولی به زودی خواهید دانست.///فرعون گفت: آیا پیش از آنکه من به شما رخصت دهم به او ایمان آوردید؟ این حیله‌اى است که درباره این شهر اندیشیده‌اید تا مردمش را بیرون کنید. به زودى خواهید دانست.///فرعون گفت: پیش از آن که به شما رخصت دهم به او ایمان آوردید؟! حتما این توطئه‌اى است که در شهر به راه انداخته‌اید تا ساکنانش را از آن بیرون کنید، پس به زودى خواهید دانست///فرعون گفت: «آیا پیش از آنکه به شما رخصت دهم، به او ایمان آوردید؟ قطعا این نیرنگى است که در شهر به راه انداخته‌اید تا مردمش را از آن بیرون کنید. پس به زودى خواهید دانست.»///فرعون گفت: «آیا به او ایمان آوردید، پیش از آن که من به شما اجازه دهم؟ بی­گمان این توطئه‌اى است که شما در این شهر [و دیار] چیده‌اید تا اهلش را از آن بیرون کنید؛ ولى به زودى خواهید دانست!///فرعون گفت: چگونه پیش از دستور و اجازه من به او ایمان آوردید؟ همانا این مکری است که در این شهر اندیشیده‌اید که مردم این شهر را از آن بیرون کنید، پس به زودی خواهید دانست!///فرعون گفت آیا پیش از آنکه من به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ این مکری است که در شهر با همدیگر سگالیده‌اید تا اهل شهر را از آن آواره کنید، به زودی خواهید دانست‌///فرعون گفت: «آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم، به او ایمان آوردید؟! حتما این نیرنگ و توطئه‌ای است که در این شهر (و دیار) چیده‌اید، تا اهلش را از آن بیرون کنید؛ ولی بزودی خواهید دانست!///گفت فرعون آیا ایمان آوردید بدو پیش از آنکه اذنتان دهم همانا آن نیرنگی است که شما در شهر باختید تا برون رانید از آن مردمش را زود است بدانید///فرعون گفت: «آیا پیش از آنکه به شما رخصت دهم به او ایمان آوردید؟ بی‌چون این (خود) نیرنگی است که همواره در شهر به راه انداخته‌اید تا مردمش را از آن بیرون کنید، پس در آینده‌ای دور خواهید دانست.» quran_en_fa "Be sure I will cut off your hands and your feet on apposite sides, and I will cause you all to die on the cross." قطعا دست‌ها و پاهایتان را یکی از چپ و یکی از راست جدا می‌کنم، سپس همه شما را به دار خواهم آویخت.///قطعا دست‌ها و پاهایتان را یکی از چپ و یکی از راست جدا می‌کنم، سپس همه شما را به دار خواهم آویخت.///دستها و پایهایتان را به خلاف یکدیگر خواهم برید و همگیتان را بر دار خواهم کرد.///حتما، و یقینا دست‌ها و پاهایتان را چپ و راست قطع مى‌کنم، آن‌گاه شما را جملگى به دار مى‌زنم///دستها و پاهایتان را یکى از چپ و یکى از راست خواهم برید سپس همه شما را به دار خواهم آویخت.///سوگند مى‌خورم که دست‌ها و پاهاى شما را به طور مخالف قطع می‌کنم، سپس همگى شما را به دار مى‌آویزم.»///همانا دست و پای شما را یکی از راست و یکی از چپ بریده و آن گاه همه را به دار خواهم آویخت.///که دستان و پاهایتان را در خلاف جهت همدیگر خواهم برید، سپس همگی‌تان را به دار خواهم زد///سوگند می‌خورم که دستها و پاهای شما را بطور مخالف [= دست راست با پای چپ، یا دست چپ با پای راست‌] قطع می‌کنم؛ سپس همگی را به دار می‌آویزم!///همانا سخت ببرم دستها و پاهای شما را از برابر (دست راست پای چپ) سپس به دارتان کشم همگی‌///«دست‌ها و پاهایتان را بی‌گمان برخلاف یکدیگر بی‌امان خواهم برید، سپس بی‌چون همه‌ی شما را همواره به دار خواهم آویخت.» quran_en_fa They said: "For us, We are but sent back unto our Lord: گفتند: ما به سوی پروردگارمان بازمی گردیم [بنابراین ترسی از مجازات تو نداریم.]///گفتند: ما به سوی پروردگارمان بازمی گردیم [بنابراین ترسی از مجازات تو نداریم.]///گفتند: ما به نزد پروردگارمان باز مى‌گردیم.///گفتند: [هر چه مى‌خواهى بکن‌] ما به سوى پروردگارمان باز مى‌گردیم///گفتند: «ما به سوى پروردگارمان بازخواهیم گشت.///[ساحران] گفتند: «[مهم نیست!] ما به سوى پروردگارمان بازمی‌گردیم.///ساحران گفتند: ما به سوی خدای خود باز می‌گردیم.///گفتند [هر چه می‌خواهی بکن‌] ما به پروردگارمان روی آورده‌ایم‌///(ساحران) گفتند: «(مهم نیست،) ما به سوی پروردگارمان بازمی‌گردیم!///گفتند همانا مائیم بسوی پروردگار خود بازگشت‌کنان‌///گفتند: «به‌راستی سوی پروردگارمان بازگشت‌کنندگانیم. ‌» quran_en_fa "But thou dost wreak thy vengeance on us simply because we believed in the Signs of our Lord when they reached us! Our Lord! pour out on us patience and constancy, and take our souls unto thee as Muslims (who bow to thy will)! و تو ما را جز به این سبب به کیفر نمی‌رسانی که ما به آیات پروردگارمان هنگامی که به سوی ما آمد، ایمان آوردیم. [آن گاه به دعا روی آوردند و گفتند:] پروردگارا! صبر و شکیبایی بر ما فرو ریز و ما را در حالی که تسلیم [فرمان‌ها و احکامت] باشیم، بمیران.///و تو ما را جز به این سبب به کیفر نمی‌رسانی که ما به آیات پروردگارمان هنگامی که به سوی ما آمد، ایمان آوردیم. [آن گاه به دعا روی آوردند و گفتند:] پروردگارا! صبر و شکیبایی بر ما فرو ریز و ما را در حالی که تسلیم [فرمان‌ها و احکامت] باشیم، بمیران.///خشم بر ما نمى‌گیرى، جز آنکه چون نشانه‌هاى پروردگارمان بر ما آشکار شد به آنها ایمان آوردیم. اى پروردگار ما، بر ما شکیبایى ببار و ما را مسلمان بمیران.///و تو از ما انتقام نمى‌گیرى مگر براى این که ما به آیات پروردگارمان- وقتى براى ما آمد- ایمان آوردیم. بار الها! بر ما صبورى ببار و مسلمانمان بمیران///و تو جز براى این ما را به کیفر نمى‌رسانى که ما به معجزات پروردگارمان -وقتى براى ما آمد- ایمان آوردیم. پروردگارا، بر ما شکیبایى فرو ریز و ما را مسلمان بمیران.»///تنها ایراد تو، به ما این است که ما به آیات پروردگار خویش، هنگامى که براى ما آمد، ایمان آورده‌ایم. بار الها! پیمانه‌ی صبر [و استقامت] را تا آخر بر ما بریز، و ما را مسلمان بمیران [و تا پایان عمر با اخلاص و ایمان بدار]!»///و کینه و انتقام تو از ما تنها به جرم آن است که ما به آیات خدا چون برای (هدایت) ما آمد ایمان آوردیم، بار خدایا، به ما صبر و شکیبایی ده و ما را به آیین اسلام (یعنی با تسلیم و رضای به حکم خدا) بمیران.///و فقط از آن روی با ما کینه می‌ورزی که به آیات پروردگارمان، به هنگامی که بر ما ظاهر شد، ایمان آورده‌ایم، پروردگارا بر ما [باران‌] صبر فروریز و ما را مسلمان بمیران‌///انتقام تو از ما، تنها بخاطر این است که ما به آیات پروردگار خویش -هنگامی که به سراغ ما آمد- ایمان آوردیم. بار الها! صبر و استقامت بر ما فرو ریز! (و آخرین درجه شکیبائی را به ما مرحمت فرما!) و ما را مسلمان بمیران!»///و کین نورزی با ما جز بدانکه ایمان آوردیم به آیتهای پروردگار ما گاهی که بیامدند ما را پروردگارا بریز بر ما شکیبائی را و دریاب ما را مسلمانان‌///«و تو از ما انتقام نمی‌گیری، مگر برای اینکه ما به نشانه‌های پروردگارمان - هنگامی‌که برایمان آمد - ایمان آوردیم. پروردگارمان! بر (سر و سامان) مان شکیبایی فرو ریز و ما را در حال تسلیم بمیران.» quran_en_fa Said the chiefs of Pharaoh's people: "Wilt thou leave Moses and his people, to spread mischief in the land, and to abandon thee and thy gods?" He said: "Their male children will we slay; (only) their females will we save alive; and we have over them (power) irresistible." اشراف و سران قوم فرعون گفتند: آیا موسی و قومش را رها می‌کنی تا در این سرزمین فساد و تباهی کنند و تو و معبودهایت را واگذارند؟ گفت: به زودی پسرانشان را به صورتی وسیع و گسترده به قتل می‌رسانیم و زنانشان را زنده می‌گذاریم و ما بر آنان چیره و مسلطیم.///اشراف و سران قوم فرعون گفتند: آیا موسی و قومش را رها می‌کنی تا در این سرزمین فساد و تباهی کنند و تو و معبودهایت را واگذارند؟ گفت: به زودی پسرانشان را به صورتی وسیع و گسترده به قتل می‌رسانیم و زنانشان را زنده می‌گذاریم و ما بر آنان چیره و مسلطیم.///مهتران قوم فرعون گفتند: آیا موسى و قومش را مى‌گذارى تا در زمین فساد کنند و تو و خدایانت را ترک گوید؟ گفت: پسرانشان را خواهم کشت و زنانشان را زنده خواهم گذاشت. ما بالاتر از ایشانیم و بر آنها غلبه مى‌یابیم.///سران قوم فرعون گفتند: آیا موسى و قوم او را وا مى‌گذارى که در زمین فساد کنند و تو و خدایانت را واگذارد؟ گفت: به زودى پسرانشان را مى‌کشیم و زنانشان را زنده مى‌گذاریم که بى‌تردید ما بر آنان تسلط داریم///و سران قوم فرعون گفتند: «آیا موسى و قومش را رها مى‌کنى تا در این سرزمین فساد کنند و [موسى‌] تو و خدایانت را رها کند؟» [فرعون‌] گفت: «بزودى پسرانشان را مى‌کشیم و زنانشان را زنده نگاه مى‌داریم، و ما بر آنان مسلطیم.»///اشراف قوم فرعون [به او] گفتند: «آیا موسى و قومش را رها می‌کنى، که در زمین فساد کنند و تو و خدایانت را رها سازند؟» گفت: «به زودى پسرانشان را می‌کشیم و دخترانشان را زنده نگه‌می‌داریم [تا خدمت ما کنند]، و ما بر آنها کاملا مسلط هستیم.»///و سران قوم فرعون گفتند: آیا موسی و قومش را واگذاری تا در این سرزمین فساد کنند و تو و خدایان تو را رها سازند؟ فرعون گفت: به زودی پسرانشان را کشته و زنانشان را زنده گذاریم (و در رنج و عذاب خدمت و اسارت نگاه داریم) و ما بر آنها غالب و مقتدریم.///بزرگان قوم فرعون گفتند آیا موسی و قومش را رها می‌کنی که در این سرزمین فساد برپا کنند، و تو و خدایانت را رها کنند؟ گفت به زودی پسرانشان را خواهیم کشت و زنان [و دختران‌] شان را [برای کنیزی‌] زنده خواهیم گذاشت و ما بر آنان چیره‌ایم‌///و اشراف قوم فرعون (به او) گفتند: «آیا موسی و قومش را رها می‌کنی که در زمین فساد کنند، و تو و خدایانت را رها سازد؟!» گفت: «بزودی پسرانشان را می‌کشیم، و دخترانشان را زنده نگه می‌داریم (تا به ما خدمت کنند)؛ و ما بر آنها کاملا مسلطیم!»///و گفتند توده‌ای از قوم فرعون آیا می‌گذاری موسی و قومش را تا فساد کنند در زمین و بگذاردت تو و خدایانت را گفت بزودی زار بکشیم فرزندان ایشان را و بگذاریم زنانشان را و همانا مائیم بر فراز ایشان نیرومندان‌///و سران چشمگیر قوم فرعون گفتند: «آیا موسی و قومش را رها می‌کنی تا در (این) سرزمین افساد کنند، و تو و خدایانت را رها کند؟» (فرعون) گفت: «به‌زودی پسرانشان را پیاپی همی می‌کشیم و زنانشان را زنده و بی‌حیا نگه می‌داریم و ما در بلندا (ی قدرت) بر (سر و سامان) آنان چیره‌ایم.» quran_en_fa Said Moses to his people: "Pray for help from Allah, and (wait) in patience and constancy: for the earth is Allah's, to give as a heritage to such of His servants as He pleaseth; and the end is (best) for the righteous. موسی به قومش گفت: از خدا یاری بخواهید، و شکیبایی ورزید، یقینا زمین در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست، آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد می‌بخشد، و سرانجام نیک، برای پرهیزکاران است.///موسی به قومش گفت: از خدا یاری بخواهید، و شکیبایی ورزید، یقینا زمین در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست، آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد می‌بخشد، و سرانجام نیک، برای پرهیزکاران است.///موسى به قومش گفت: از خدا مدد جویید و صبر پیشه سازید که این زمین از آن خداست و به هر کس از بندگانش که بخواهد آن را به میراث مى‌دهد. و سرانجام نیک از آن پرهیزگاران است.///موسى به قوم خود گفت: از خداوند مدد بجویید و استقامت ورزید که زمین از آن خداست، آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد به ارث مى‌دهد، و فرجام [نیکو] از آن پرهیزکاران است///موسى به قوم خود گفت: «از خدا یارى جویید و پایدارى ورزید، که زمین از آن خداست؛ آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد مى‌دهد؛ و فرجام [نیک‌] براى پرهیزگاران است.»///موسى به قوم خود گفت: «از خدا یارى جویید و استقامت پیشه کنید که زمین از آن خداست، و آن را به هر کس بخواهد واگذار مى‌کند. و سرانجام [نیک] براى پرهیزکاران است.»///موسی به قوم خود گفت: از خدا یاری خواهید و صبر کنید که زمین ملک خداست، آن را به هر کس از بندگان خود خواهد به میراث دهد، و حسن عاقبت مخصوص اهل تقواست.///موسی به قومش گفت از خداوند مدد بجویید و شکیبایی کنید، چرا که زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگانش که بخواهد به میراث می‌دهد و نیک سرانجامی از آن پرهیزگاران است‌///موسی به قوم خود گفت: «از خدا یاری جویید، و استقامت پیشه کنید، که زمین از آن خداست، و آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد، واگذار می‌کند؛ و سرانجام (نیک) برای پرهیزکاران است!»///گفت موسی به قوم خود کمک جوئید از خدا و شکیبا شوید همانا زمین از آن خدا است ارث دهدش به هر که از بندگان خود که خواهد و پایان است برای پرهیزکاران‌///موسی به قوم خود گفت: «از خدا یاری جویید و (پایداری و) شکیبایی ورزید. بی‌گمان زمین از آن خداست؛ آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد به ارث (از دیگران) می‌دهد و (آن بزرگ زندگی و) فرجام (نیک) برای پرهیزگاران است.» quran_en_fa They said: "We have had (nothing but) trouble, both before and after thou camest to us." He said: "It may be that your Lord will destroy your enemy and make you inheritors in the earth; that so He may try you by your deeds." گفتند: پیش از آنکه تو نزد ما بیایی شکنجه و آزار شدیم، و نیز پس از آنکه آمده‌ای [مورد شکنجه و آزاریم]. گفت: امید است که پروردگارتان دشمنانتان را نابود کند، و شما را در این سرزمین، جانشین [آنان] گرداند، پس بنگرد که شما [پس از فرعونیان] چگونه عمل می‌کنید؟///گفتند: پیش از آنکه تو نزد ما بیایی شکنجه و آزار شدیم، و نیز پس از آنکه آمده‌ای [مورد شکنجه و آزاریم]. گفت: امید است که پروردگارتان دشمنانتان را نابود کند، و شما را در این سرزمین، جانشین [آنان] گرداند، پس بنگرد که شما [پس از فرعونیان] چگونه عمل می‌کنید؟///گفتند: پیش از آنکه تو بیایى در رنج بودیم و پس از آنکه آمدى باز در رنجیم. گفت: امید است که پروردگارتان دشمنتان را هلاک کند و شما را در روى زمین جانشین او گرداند. آنگاه بنگرد که چه مى‌کنید.///گفتند: پیش از آن که سوى ما بیایى و بعد از آن که آمدى همواره آزار شده‌ایم. [موسى‌] گفت: امید است پروردگارتان دشمن شما را هلاک کند و شما را در [این‌] سرزمین جانشین [آنان‌] گرداند تا ببیند چگونه عمل مى‌کنید/// [قوم موسى‌] گفتند: «پیش از آنکه تو نزد ما بیایى و [حتى‌] بعد از آنکه به سوى ما آمدى مورد آزار قرار گرفتیم.» گفت: «امید است که پروردگارتان دشمن شما را هلاک کند و شما را روى زمین جانشین [آنان] سازد؛ آنگاه بنگرد تا چگونه عمل مى‌کنید.»///گفتند: «پیش از آن که به سوى ما بیایى آزار دیدیم، و پس از آمدنت نیز آزار مى‌بینیم،» گفت: «امید است پروردگارتان دشمن شما را هلاک کند و شما را در زمین، جانشین [آنها] سازد، و بنگرد چگونه عمل مى‌کنید؟»///قوم موسی به او گفتند که ما هم پیش از آمدن تو (به رسالت) و هم بعد از آنکه آمدی به رنج و شکنجه (دشمن) بوده‌ایم، موسی گفت: امید است که خدا دشمن شما را هلاک نماید و شما را در زمین جانشین کند آن‌گاه بنگرد تا شما چه خواهید کرد.///گفتند پیش از آنکه نزد ما بیایی و پس از آنکه نزد ما آمدی همچنان آزار و اذیت دیده‌ایم [پس چه باید کرد؟] [موسی‌] گفت چه بسا پروردگارتان دشمنتان را نابود کند و شما را در این سرزمین جانشین گرداند، و بنگرد تا چه می‌کنید///گفتند: «پیش از آنکه به سوی ما بیایی آزار دیدیم، (هم اکنون) پس از آمدنت نیز آزار می‌بینیم! (کی این آزارها سر خواهد آمد؟)» گفت: «امید است پروردگارتان دشمن شما را هلاک کند، و شما را در زمین جانشین (آنها) سازد، و بنگرد چگونه عمل می‌کنید!»///گفتند آزرده شدیم پیش از آنکه بیائی ما را و پس از آنکه بیامدی ما را گفت امید است پروردگار شما نابود کند دشمن شما را و جانشینان سازد در زمین تا بنگرد چگونه می‌کنید///(قوم موسی) گفتند: «پیش از آنکه تو نزد ما بیایی و بعد از این (هم) که سوی‌مان آمدی آزار شدیم.» گفت: «امید است پروردگارتان دشمن‌تان را هلاک کند و شما را روی زمین جانشین (آنان) سازد، پس بنگرد چگونه عمل می‌کنید.» quran_en_fa We punished the people of Pharaoh with years (of droughts) and shortness of crops; that they might receive admonition. و فرعونیان را به قحطی و خشکسالی‌های متعدد و کمبود بسیار شدید بخشی از محصولات دچار نمودیم تا متذکر شوند.///و فرعونیان را به قحطی و خشکسالی‌های متعدد و کمبود بسیار شدید بخشی از محصولات دچار نمودیم تا متذکر شوند.///قوم فرعون را به قحط و نقصان محصول مبتلا کردیم، شاید پند گیرند.///و به راستى فرعونیان را به خشکسالى و کاهش محصولات دچار کردیم تا به خود آیند///و در حقیقت، ما فرعونیان را به خشکسالى و کمبود محصولات دچار کردیم باشد که عبرت گیرند.///و ما فرعونیان را به خشکسالى و کمبود میوه‌ها گرفتار کردیم، شاید متذکر گردند.///و فرعونیان را سخت به قحط و تنگی معاش و نقص و آفت برکشت و زرع مبتلا کردیم تا شاید متذکر شوند.///و به راستی که فرعونیان را گرفتار قحطسال و کاهش محصولات کردیم، تا پند پذیرند///و ما نزدیکان فرعون (و قوم او) را به خشکسالی و کمبود میوه‌ها گرفتار کردیم، شاید متذکر گردند!///و هر آینه بگرفتیم خاندان فرعون را به قحطی و کاهشی از میوه‌ها شاید یادآور شوند///و بی‌گمان ما فرعونیان را بی‌چون به خشکسالی و کمبودی از محصولات دچار کردیم، شاید به خوبی (حقیقت را) یاد کنند. quran_en_fa But when good (times) came, they said, "This is due to us;" When gripped by calamity, they ascribed it to evil omens connected with Moses and those with him! Behold! in truth the omens of evil are theirs in Allah's sight, but most of them do not understand! پس هنگامی که رفاه و نعمت به آنان روی می‌کرد، می‌گفتند: این به سبب [شایستگی] خود ماست، و چون گزند و آسیبی به آنان می‌رسید، به موسی و همراهانش فال بد می‌زدند؛ آگاه باشید که [سررشته و] علت شومی و نحوست فرعونیان [که عکس العمل زشتی‌های خود آنان است] نزد خداست، ولی بیشترشان نمی‌دانند.///پس هنگامی که رفاه و نعمت به آنان روی می‌کرد، می‌گفتند: این به سبب [شایستگی] خود ماست، و چون گزند و آسیبی به آنان می‌رسید، به موسی و همراهانش فال بد می‌زدند؛ آگاه باشید که [سررشته و] علت شومی و نحوست فرعونیان [که عکس العمل زشتی‌های خود آنان است] نزد خداست، ولی بیشترشان نمی‌دانند.///چون نیکیى نصیبشان مى‌شد مى‌گفتند: حق ماست. و چون بدیى به آنها مى‌رسید، موسى و همراهانش را بدشگون مى‌دانستند. آگاه باشید، آن نیک و بد که به ایشان رسد از خداست، ولى بیشترینشان نمى دانند.///و چون ناز و نعمت به آنها مى‌رسید مى‌گفتند: این حق ماست، و چون گزندى به ایشان مى‌رسید، به موسى و پیروان او فال بد مى‌زدند. آگاه باش که بخت بد آنها نزد خداست ولى اکثرشان نمى‌فهمند///پس هنگامى که نیکى [و نعمت‌] به آنان روى مى‌آورد مى‌گفتند: «این براى [شایستگى‌] خود ماست» و چون گزندى به آنان مى‌رسید، به موسى و همراهانش شگون بد مى‌زدند. آگاه باشید که [سرچشمه] بدشگونى آنان تنها نزد خداست [که آنان را به بدى اعمالشان کیفر مى‌دهد]، لیکن بیشترشان نمى‌دانستند.///اما [آنها نه تنها پند نگرفتند، بلکه] هنگامى که نیکى [و نعمت] به آنها مى‌رسید، مى‌گفتند: «به خاطر خود ماست!» ولى موقعى که بدى [و بلا] به آنها مى‌رسید، مى‌گفتند: «از شومى موسى و کسان اوست!» آگاه باشید! همانا سرنوشت نیک و بدشان نزد خداست. اما بیشتر آنها نمى‌دانند.///پس هرگاه که نیکویی (و پیشامد خوشی) بدانها می‌رسید به شایستگی خود نسبت می‌دادند، و هرگاه بدی (و پیشامد ناگواری مانند قحط و سختی) بر آنها می‌آمد فال بد به موسی و همراهانش می‌زدند. آگاه باشند که فال بد آنها نزد خداست (یعنی رنج و سختی‌ها که بر آنان پیش آید کیفر از جانب خداست) لیکن اکثر آنها بر این آگاه نیستند.///آنگاه چون به آنان خوشی می‌رسید می‌گفتند سزاوار این هستیم، و چون ناخوشی فرا می‌رسید، به موسی و همراهان او فال بد می‌زدند، بدانید که فال [نیک و بد] شان با خداست ولی بیشترشان نمی‌دانند///(اما آنها نه تنها پند نگرفتند، بلکه) هنگامی که نیکی (و نعمت) به آنها می‌رسید، می‌گفتند: «بخاطر خود ماست.» ولی موقعی که بدی (و بلا) به آنها می‌رسید، می‌گفتند: «از شومی موسی و کسان اوست»! آگاه باشید سرچشمه همه اینها، نزد خداست؛ ولی بیشتر آنها نمی‌دانند!///پس گاهی که بیامدشان خوشی گفتند از آن ما است این و اگر می‌رسیدشان بدی شوم می‌گرفتند موسی را و آنان را که با وی بودند همانا شومی ایشان نزد خدا است لیکن بیشترشان نمی‌دانند///پس هنگامی که (حالت) نیکی (به دلخواهشان) به آنان روی آورد گویند: «این برای (شایستگی) خود ماست و چون گزندی به آنان در رسد به موسی و همراهانش شگون بد می‌زنند. هان (که سرچشمه‌ی) شگونشان نزد خداست، لیکن بیشترشان نمی‌دانند. quran_en_fa They said (to Moses): "Whatever be the Signs thou bringest, to work therewith thy sorcery on us, we shall never believe in thee. فرعونیان گفتند: [ای موسی! از دعوتت دست بردار که] هر چه را به عنوان معجزه برای ما بیاوری تا به وسیله آن ما را جادو کنی به تو ایمان نمی‌آوریم.///فرعونیان گفتند: [ای موسی! از دعوتت دست بردار که] هر چه را به عنوان معجزه برای ما بیاوری تا به وسیله آن ما را جادو کنی به تو ایمان نمی‌آوریم.///و گفتند: هر گونه نشانه‌اى براى ما بیاورى که ما را بدان مسحور کنى به تو ایمان نخواهیم آورد.///و گفتند: هرگاه که معجزه‌اى براى ما بیاورى که به وسیله آن سحرمان کنى ما به تو ایمان نخواهیم آورد///و گفتند: «هر گونه پدیده شگرفى که به وسیله آن ما را افسون کنى براى ما بیاورى، ما به تو ایمان آورنده نیستیم.»///و گفتند: «هر زمان، نشانه‌ای براى ما بیاورى که سحرمان کنى، ما به تو ایمان نمى­آوریم!»///و گفتند: هر آیه و معجزه‌ای که برای ما بیاوری که ما را بدان سحر کنی هرگز ما به تو ایمان نخواهیم آورد.///و گفتند هر پدیده شگرفی که برای ما بیاوری که ما را با آن جادو کنی بدان که ما به تو ایمان نمی‌آوریم‌///و گفتند: «هر زمان نشانه و معجزه‌ای برای ما بیاوری که سحرمان کنی، ما به تو ایمان نمی‌آوریم!»///و گفتند هرچند بیاری ما را آیتی که ما را بدان افسون کنی نباشیم به تو ایمان‌آرندگان‌///و گفتند: «هر (زمان) و هرگونه نشانه‌ی ربانی - که به وسیله‌ی آن ما را افسون کنی - برایمان بیاوری، ما برایت ایمان‌آورندگان نیستیم.» quran_en_fa So We sent (plagues) on them: Wholesale death, Locusts, Lice, Frogs, And Blood: Signs openly self-explained: but they were steeped in arrogance,- a people given to sin. پس ما توفان و هجوم ملخ و شپش و قورباغه و آلوده شدن وسایل زندگی را به خون که عذاب‌های گوناگونی بود به سوی آنان فرستادیم، باز هم تکبر و سرکشی کردند و گروهی مجرم و گناهکار بودند.///پس ما توفان و هجوم ملخ و شپش و قورباغه و آلوده شدن وسایل زندگی را به خون که عذاب‌های گوناگونی بود به سوی آنان فرستادیم، باز هم تکبر و سرکشی کردند و گروهی مجرم و گناهکار بودند.///ما نیز بر آنها نشانه‌هایى آشکار و گوناگون چون طوفان و ملخ و شپش و قورباغه و خون فرستادیم. باز سرکشى کردند، که مردمى مجرم بودند.///پس طوفان و ملخ و شپش و وزغ‌ها و خون را که معجزاتى از هم جدا بودند برایشان فرستادیم، باز هم سرکشى کردند و قومى بزهکار بودند///پس بر آنان طوفان و ملخ و کنه ریز و غوکها و خون را به صورت نشانه‌هایى آشکار فرستادیم و باز سرکشى کردند و گروهى بدکار بودند.///سپس [بلاها را پشت سر هم بر آنها نازل کردیم،] طوفان و ملخ و آفت گیاهى و قورباغه‌ها و خون را که نشانه‌هایى از هم جدا بودند، بر آنها فرستادیم، [ولى باز بیدار نشدند] و تکبر ورزیدند و جمعیت گنهکارى بودند.///پس بر آنها طوفان و ملخ و شپشک و وزغ و خون (خون شدن آب) آن نشانه‌های آشکار (قهر و غضب) را فرستادیم، باز طریق کبر و گردنکشی پیش گرفتند و قومی گناهکار بودند.///آنگاه بر سر آنان [بلای‌] طوفان و ملخ و شپش و وزغ و [باران‌] خون فرستادیم که پدیده‌های روشن و گوناگونی بود، آنگاه [باز هم‌] سرکشی کردند و قومی گناهکار بودند///سپس (بلاها را پشت سر هم بر آنها نازل کردیم:) طوفان و ملخ و آفت گیاهی و قورباغه‌ها و خون را -که نشانه‌هایی از هم جدا بودند- بر آنها فرستادیم؛ (ولی باز بیدار نشدند، و) تکبر ورزیدند، و جمعیت گنهکاری بودند!///پس فرستادیم بر ایشان طوفان و ملخ و شپشه (آفتی که در گندم به هم رسد) و غوک و خون را آیتهائی جدا جدا پس کبر ورزیدند و شدند قومی گنهکاران‌///پس بر آنان طوفان و ملخ و شپش و قورباغه‌ها و خون را - حال آنکه نشانه‌های جداسازی شده بود- فرستادیم. پس سرکشی کردند و گروهی مجرم بودند. quran_en_fa Every time the penalty fell on them, they said: "O Moses! on your behalf call on thy Lord in virtue of his promise to thee: If thou wilt remove the penalty from us, we shall truly believe in thee, and we shall send away the Children of Israel with thee." و هرگاه عذاب بر آنان فرود آمد، گفتند: ای موسی! پروردگارت را به پیمانی که با تو دارد [و آن مستجاب کردن دعای توست] برای ما بخوان که اگر این عذاب را از مابرطرف کنی یقینا به تو ایمان می‌آوریم و بنی اسرائیل را با تو روانه می‌کنیم.///و هرگاه عذاب بر آنان فرود آمد، گفتند: ای موسی! پروردگارت را به پیمانی که با تو دارد [و آن مستجاب کردن دعای توست] برای ما بخوان که اگر این عذاب را از مابرطرف کنی یقینا به تو ایمان می‌آوریم و بنی اسرائیل را با تو روانه می‌کنیم.///و چون عذاب بر آنها فرود آمد، گفتند: اى موسى، بدان عهدى که خدا را با تو هست او را بخوان، که اگر این عذاب از ما دور کنى به تو ایمان مى‌آوریم و بنى‌اسرائیل را با تو مى‌فرستیم.///و چون بلا بر آنها واقع شد، گفتند: اى موسى! پروردگار خویش را بدان عهدى که با تو دارد براى ما بخوان که: اگر عذاب را از ما بردارى قطعا به تو ایمان مى‌آوریم و حتما بنى اسرائیل را با تو مى‌فرستیم///و هنگامى که عذاب بر آنان فرود آمد، گفتند: «اى موسى، پروردگارت را به عهدى که نزد تو دارد براى ما بخوان، اگر این عذاب را از ما برطرف کنى حتما به تو ایمان خواهیم آورد و بنى‌اسرائیل را قطعا با تو روانه خواهیم ساخت.»///هنگامى که بلا بر آنها مسلط مى‌شد، مى‌گفتند: «اى موسى! از خدایت براى ما بخواه به عهدى که با تو کرده، رفتار کند. اگر این بلا را از ما رفع کنى، قطعا به تو ایمان مى‌آوریم و بنى­اسرائیل را با تو خواهیم فرستاد.»///و چون بلا بر آنها واقع شد گفتند که‌ای موسی، خدایت را به عهدی که با تو دارد بخوان (تا این عذاب و بلا را از ما دور کند)، که اگر رفع بلا کردی البته ایمان به تو می‌آوریم و بنی اسرائیل را به همراهی تو می‌فرستیم.///و چون بلا بر سرشان آمد گفتند ای موسی برای ما از پروردگارت بخواه که با پیمانی که با تو دارد [بر ما رحمت آورد] که اگر بلا را از ما بگردانی، به تو ایمان می‌آوریم و بنی‌اسرائیل را همراهت می‌فرستیم‌///هنگامی که بلا بر آنها مسلط می‌شد، می‌گفتند: «ای موسی! از خدایت برای ما بخواه به عهدی که با تو کرده، رفتار کند! اگر این بلا را از ما مرتفع سازی، قطعا به تو ایمان می‌آوریم، و بنی اسرائیل را با تو خواهیم فرستاد!»///و هنگامی که افتاد بر ایشان چرک گفتند ای موسی بخوان برای ما پروردگار خویش را بدانچه به نزد تو سپرده است که اگر برداری از ما چرک را هر آینه ایمان آریم به تو و با تو فرستیم بنی‌اسرائیل را///و هنگامی که اضطراب و نکبت بر آنان فرود آمد گفتند: «ای موسی! پروردگارت را به عهدی که نزد تو کرده برایمان بخوان، اگر این اضطراب را از ما بگشایی بی‌گمان برایت به‌راستی ایمان خواهیم آورد و بنی‌اسرائیل را بی‌چون با تو به‌درستی روانه خواهیم ساخت.» quran_en_fa But every time We removed the penalty from them according to a fixed term which they had to fulfil,- Behold! they broke their word! پس هنگامی که عذاب را تا مدتی که [می باید همه] آنان به پایان مهلتآن می‌رسیدند از ایشان برطرف کردیم، به دور از انتظار پیمانشان را می‌شکستند.///پس هنگامی که عذاب را تا مدتی که [می باید همه] آنان به پایان مهلتآن می‌رسیدند از ایشان برطرف کردیم، به دور از انتظار پیمانشان را می‌شکستند.///چون تا آن زمان که قرار نهاده بودند عذاب را از آنها دور کردیم، پیمان خود را شکستند.///اما هنگامى که عذاب را تا موعدى که آنان به آن مى‌رسیدند از آنها برمى‌داشتیم، باز هم پیمان خود مى‌شکستند///و چون عذاب را -تا سررسیدى که آنان بدان رسیدند- از آنها برداشتیم باز هم پیمان‌شکنى کردند.///اما هنگامى که بلا را پس از مدت معینى که به آن مى‌رسیدند، از آنها برمى‌داشتیم، پیمان خویش را مى‌شکستند!///پس چون بلا را تا مدتی که متعهد شدند ایمان آورند از سر آنها رفع کردیم، باز پیمان را شکستند.///آنگاه چون بلا را -تا زمانی که به سر رساندنداز آنان گرداندیم، باز پیمان‌شکنی کردند///اما هنگامی که بلا را، پس از مدت معینی که به آن می‌رسیدند، از آنها برمی‌داشتیم، پیمان خویش را می‌شکستند!///و هنگامی که برداشتیم از ایشان چرک را تا سرآمدی که ایشانند بدان رسنده ناگهان ایشانند پیمان‌شکنان‌///پس چون اضطراب نکبت‌بار را - تا سر رسیدی که آنان بدان رسنده‌اند - از آنها برگشودیم، ناگهان ایشان پیمان می‌شکنند. quran_en_fa So We exacted retribution from them: We drowned them in the sea, because they rejected Our Signs and failed to take warning from them. نهایتا به سبب اینکه آیات ما را تکذیب کردند، و از آنها غافل و بی خبر بودند، از آنان انتقام گرفتیم و در دریا غرقشان کردیم.///نهایتا به سبب اینکه آیات ما را تکذیب کردند، و از آنها غافل و بی خبر بودند، از آنان انتقام گرفتیم و در دریا غرقشان کردیم.///پس، از ایشان انتقام گرفتیم و در دریا غرقشان کردیم. زیرا آیات ما را دروغ مى‌انگاشتند و از آنها غفلت مى‌ورزیدند.///ما هم سر انجام از آنان انتقام گرفتیم و در دریا غرقشان ساختیم، چرا که آیات ما را تکذیب کردند و از آن غفلت مى‌ورزیدند///سرانجام از آنان انتقام گرفتیم و در دریا غرقشان ساختیم، چرا که آیات ما را تکذیب کردند و از آنها غافل بودند.///سرانجام ما از آنها انتقام گرفتیم و آنها را در دریا غرق کردیم؛ زیرا آیات ما را تکذیب کردند و از آن غافل بودند.///ما هم از آنان انتقام کشیدیم و آنها را به دریا غرق کردیم به کیفر آنکه آیات ما را تکذیب کرده و از آن غفلت نمودند.///سپس از آنان انتقام گرفتیم و آنان را در دریا غرقه ساختیم چرا که آیات ما را دروغ انگاشته و از آنها غافل بودند///سرانجام از آنها انتقام گرفتیم، و آنان را در دریا غرق کردیم؛ زیرا آیات ما را تکذیب کردند، و از آن غافل بودند.///پس کین کشیدیم از ایشان و غرقشان نمودیم در دریا بدانچه تکذیب کردند آیتهای ما را و بودند از آنها غفلت‌کنان‌///پس (سرانجام) از آنان انتقام گرفتیم، آن‌گاه در دریا غرقشان ساختیم، به سزای آنکه با آیات ما (همان‌ها و ما را) تکذیب کردند و از آنها غافل بوده‌اند. quran_en_fa And We made a people, considered weak (and of no account), inheritors of lands in both east and west, - lands whereon We sent down Our blessings. The fair promise of thy Lord was fulfilled for the Children of Israel, because they had patience and constancy, and We levelled to the ground the great works and fine buildings which Pharaoh and his people erected (with such pride). و به آن گروهی که همواره ناتوان و زبونشان شمرده بودند، نواحی شرقی و غربی آن سرزمین را که در آن [از جهت فراوانی نعمت، ارزانی و حاصل خیزی] برکت قرار داده بودیم، بخشیدیم؛ و وعده نیکوتر و زیباتر پروردگارت بر بنی اسرائیل به [پاداش] صبری که [بر سختی‌ها و بلاها] کردند تحقق یافت، و آنچه را که همواره فرعون وفرعونیان [از کاخ و قصرهای مجلل] و سایه بان‌های خوش نشین می‌افراشتند، نابود کردیم.///و به آن گروهی که همواره ناتوان و زبونشان شمرده بودند، نواحی شرقی و غربی آن سرزمین را که در آن [از جهت فراوانی نعمت، ارزانی و حاصل خیزی] برکت قرار داده بودیم، بخشیدیم؛ و وعده نیکوتر و زیباتر پروردگارت بر بنی اسرائیل به [پاداش] صبری که [بر سختی‌ها و بلاها] کردند تحقق یافت، و آنچه را که همواره فرعون وفرعونیان [از کاخ و قصرهای مجلل] و سایه بان‌های خوش نشین می‌افراشتند، نابود کردیم.///و به آن مردمى که به ناتوانى افتاده بودند، شرق و غرب آن سرزمین را که برکت داده بودیم به میراث دادیم، و وعده نیکویى که پروردگار تو به بنى‌اسرائیل داده بود بدان سبب که شکیبایى ورزیده بودند، به کمال رسید و هر چه را فرعون و قومش مى‌ساختند و کاخهایى را که برمى‌افراشتند ویران کردیم.///و به آن گروهى که تضعیف مى‌شدند، مشرق‌ها و مغرب‌هاى [آن‌] سرزمین را که برکت داده بودیم واگذاشتیم و وعده‌ى نیک پروردگار تو در حق بنى اسرائیل، به پاس صبوریشان تحقق یافت و آنچه را که فرعون و قوم او مى‌ساختند و آنچه را که بر مى‌افراشتند ویران کردیم///و به آن گروهى که پیوسته تضعیف مى‌شدند، [بخشهاى‌] باختر و خاورى سرزمین [فلسطین‌] را -که در آن برکت قرار داده بودیم- به میراث عطا کردیم. و به پاس آنکه صبر کردند، وعده نیکوى پروردگارت به فرزندان اسرائیل تحقق یافت، و آنچه را که فرعون و قومش ساخته و افراشته بودند ویران کردیم.///و مشرق‌ها و مغرب‌هاى پر برکت زمین را به آن قوم تضعیف شده [و ستم‌دیده] واگذار کردیم، و وعده‌ی نیک پروردگارت بر بنى‌اسرائیل، به خاطر صبر و استقامتى که نشان دادند، تحقق یافت. و آنچه فرعونیان [از کاخ‌هاى مجلل] مى‌ساختند، و آنچه از باغ‌های داربست‌دار فراهم ساخته بودند، در هم کوبیدیم!///و طایفه‌ای را که فرعونیان ذلیل و ناتوان می‌داشتند وارث مشرق و مغرب زمین با برکت (مصر و شامات) گردانیدیم و آن سخن و وعده نیکوی خدای تو بر بنی اسرائیل تحقق یافت به پاداش صبری که (در مصائب) کردند، و آنچه را فرعون و قومش می‌ساختند و می‌افراشتند (از صنایع و عمارات و کاخهای با عظمت) ویران نمودیم.///و آن قوم را که مستضعف بودند، وارث مشرق‌ها و مغرب‌های سرزمینی ساختیم که به آن برکت بخشیده بودیم، و [بدین گونه‌] به خاطر صبری که کرده بودند وعده نیکوی پروردگارت در حق بنی‌اسرائیل تحقق یافت و آنچه فرعون و قومش ساخته و برآورده بودند، نابود کردیم‌///و مشرقها و مغربهای پر برکت زمین را به آن قوم به ضعف کشانده شده (زیر زنجیر ظلم و ستم)، واگذار کردیم؛ و وعده نیک پروردگارت بر بنی اسرائیل، بخاطر صبر و استقامتی که به خرج دادند، تحقق یافت؛ و آنچه فرعون و فرعونیان (از کاخهای مجلل) می‌ساختند، و آنچه از باغهای داربست‌دار فراهم ساخته بودند، در هم کوبیدیم!///و ارث دادیم به گروهی که ناتوان شمرده می‌شدند خاورها و باخترهای زمین را که در آنها برکت نهادیم و انجام گرفت سخن پروردگارت نکوی بر بنی‌اسرائیل بدانچه شکیبا شدند و واژگون ساختیم آنچه را می‌ساختند فرعون و قومش و آنچه می‌افراشتند///و به آن گروهی که مستضعف بوده‌اند (بخش‌های) باختر و خاور سرزمین (فلسطین) را - که در آن، برکت نهاده بودیم برایشان به میراث (از فرعونیان) عطا کردیم و به پاس آنکه صبر کردند نیکوترین کلمه‌ی پروردگارت به فرزندان اسرائیل تحقق یافت و آنچه را که فرعون و قومش می‌ساخته و می‌افراشته‌اند ویران کردیم. quran_en_fa We took the Children of Israel (with safety) across the sea. They came upon a people devoted entirely to some idols they had. They said: "O Moses! fashion for us a god like unto the gods they have." He said: "Surely ye are a people without knowledge. و بنی اسرائیل را از دریا [یی که فرعونیان را در آن غرق کردیم] عبور دادیم؛ پس به گروهی گذر کردند که همواره بر پرستش بت‌های خود ملازمت داشتند، گفتند: ای موسی! همان گونه که برای آنان معبودانی است، تو هم برای ما معبودی قرار بده!! موسی گفت: قطعا شما گروهی هستید که جهالت و نادانی می‌ورزید.///و بنی اسرائیل را از دریا [یی که فرعونیان را در آن غرق کردیم] عبور دادیم؛ پس به گروهی گذر کردند که همواره بر پرستش بت‌های خود ملازمت داشتند، گفتند: ای موسی! همان گونه که برای آنان معبودانی است، تو هم برای ما معبودی قرار بده!! موسی گفت: قطعا شما گروهی هستید که جهالت و نادانی می‌ورزید.///و بنى‌اسرائیل را از دریا گذرانیدیم. و بر قومى گذشتند که به پرستش بتهاى خود دل بسته بودند. گفتند: اى موسى، همان طور که آنها را خدایانى است براى ما هم خدایى بساز. گفت: شما مردمى بى‌خرد هستید.///و بنى اسرائیل را از دریا عبور دادیم. پس [در راه‌] به قومى رسیدند که بت‌هاى خویش را پرستش مى‌کردند. گفتند: اى موسى! براى ما نیز معبودى بساز چونان که آنها معبودهایى دارند. گفت: به راستى شما قومى هستید که نادانى مى‌کنید///و فرزندان اسرائیل را از دریا گذراندیم. تا به قومى رسیدند که بر [پرستش‌] بتهاى خویش همت مى‌گماشتند. گفتند: «اى موسى، همان گونه که براى آنان خدایانى است، براى ما [نیز] خدایى قرار ده.» گفت: «راستى شما نادانى مى‌کنید.»///و بنى­اسرائیل را از دریا عبور دادیم. آنها در مسیر خود به جمعیتى رسیدند که اطراف بت‌هایشان با تواضع و خضوع گرد آمده بودند. [بنى­اسرائیل] به موسى گفتند: «تو هم براى ما معبودى قرار ده! همان­گونه که آنها معبودان [و خدایانی] دارند!» گفت: «شما جمعیتى جاهل و نادان هستید!///و بنی اسرائیل را از دریا به ساحل رسانیدیم، پس به قومی که بر پرستش بتان خود متوقف بودند برخورده، گفتند: ای موسی برای ما خدایی مثل خدایانی که این بت‌پرستان راست مقرر کن. موسی گفت: شما سخت مردم نادانی هستید.///و بنی‌اسرائیل را از دریا گذراندیم، آنگاه به سروقت قومی رسیدند که به پرستش بتانشان می‌پرداختند، [بنی‌اسرائیل‌] گفتند ای موسی برای ما خدایی قرار بده چنانکه آنان خدایانی دارند گفت به راستی قومی نادان هستید///و بنی اسرائیل را (سالم) از دریا عبور دادیم؛ (ناگاه) در راه خود به گروهی رسیدند که اطراف بتهایشان، با تواضع و خضوع، گرد آمده بودند. (در این هنگام، بنی اسرائیل) به موسی گفتند: «تو هم برای ما معبودی قرار ده، همان‌گونه که آنها معبودان (و خدایانی) دارند!» گفت: «شما جمعیتی جاهل و نادان هستید!///و گذراندیم بنی‌اسرائیل را از دریا تا رسیدند به قومی که گرد می‌آمدند بر بتانی از آن خود گفتند ای موسی قرار ده برای ما خدائی چنانکه برای اینان است خدایانی گفت هر آینه شمائید گروهی نادانان‌///و فرزندان اسرائیل را از دریا گذراندیم. پس بر (سر و سامان) قومی (بر) آمدند دیدند بر (پرستش) بت‌هایی که برای خودشان بود همچنان پایدار و برقرارند. گفتند: «ای موسی! همان گونه که برای آنان خدایانی است، برای ما (نیز) خدایی قرار ده.» گفت: «به‌راستی شما گروهی هستید که نادانی می‌کنید.» quran_en_fa "As to these folk,- the cult they are in is (but) a fragment of a ruin, and vain is the (worship) which they practise." بی تردید آنچه اینان در آن قرار دارند [وآن عقاید شرک آلود و آیین بت پرستی است] نابود شده و فاسد است، و آنچه همواره انجام می‌دهند، باطل و بیهوده است.///بی تردید آنچه اینان در آن قرار دارند [وآن عقاید شرک آلود و آیین بت پرستی است] نابود شده و فاسد است، و آنچه همواره انجام می‌دهند، باطل و بیهوده است.///آنچه اینان در آنند، نابودشونده و کارى که مى‌کنند باطل است.///بى‌تردید اینها [که مى‌بینید] کارشان بر باد است و آنچه مى‌کنند باطل است///در حقیقت، آنچه ایشان در آنند نابود [و زایل‌] و آنچه انجام مى‌دادند باطل است.///اینها سرانجام کارشان نابودى است، و آنچه انجام مى‌دهند، باطل است.»///خدایانی که این جماعت بت‌پرستان راست فانی، و آیین و کارهاشان باطل و تباه است.///اینان بنیاد کارشان بر باد است و آنچه می‌کنند باطل است‌///اینها (را که می‌بینید)، سرانجام کارشان نابودی است؛ و آنچه انجام می‌دهند، باطل (و بیهوده) است.///همانا اینان تباه است آنچه در آن اندرند و باطل است آنچه می‌کنند///بی‌گمان آنچه ایشان در آنند نابود و بریده شده است و آنچه انجام می‌داده‌اند باطل است. quran_en_fa He said: "Shall I seek for you a god other than the (true) Allah, when it is Allah Who hath endowed you with gifts above the nations?" [موسی با یک دنیا شگفتی و تعجب] گفت: آیا غیر خدا را [که هیچ گونه شایستگی پرستش ندارد] به عنوان معبود برایتان طلب کنم؟ در حالی که اوست که شما را بر جهانیان [روزگارتان] برتری داد.///[موسی با یک دنیا شگفتی و تعجب] گفت: آیا غیر خدا را [که هیچ گونه شایستگی پرستش ندارد] به عنوان معبود برایتان طلب کنم؟ در حالی که اوست که شما را بر جهانیان [روزگارتان] برتری داد.///گفت: آیا جز الله، برایتان خدایى بجویم، و حال آنکه اوست که شما را بر جهانیان برترى بخشید؟///گفت: آیا غیر از خدا معبودى براى شما بجویم در صورتى که او شما را بر عالمیان برترى داد///گفت: «آیا غیر از خدا معبودى براى شما بجویم، با اینکه او شما را بر جهانیان برترى داده است؟»///[سپس] گفت: «آیا غیر از خداوند معبودى براى شما طلب کنیم؟ خدایى که شما را بر جهانیان برترى داد.»///موسی گفت: آیا غیر خدا را برای شما به خدایی طلبم در صورتی که خداست که شما را بر عالمیان برتری و فضیلت بخشید!///گفت آیا جز خداوند را خدای شما بپسندم، و حال آنکه او شما را بر جهانیان [هم زمانتان‌] برتری بخشیده است‌///(سپس) گفت: «آیا غیر از خداوند، مبعودی برای شما بطلبم؟! خدایی که شما را بر جهانیان (و مردم عصرتان) برتری داد!»///گفت آیا جز خدا برای شما خدائی جویم و او برتری داده است شما را بر جهانیان‌///گفت: «آیا غیر از خدا معبودی برایتان بجویم، حال آنکه او شما را بر جهانیان برتری داده است‌؟» quran_en_fa And remember We rescued you from Pharaoh's people, who afflicted you with the worst of penalties, who slew your male children and saved alive your females: in that was a momentous trial from your Lord. و [یاد کنید] هنگامی را که شما را از [چنگال ظالمانه] فرعونیان نجات دادیم، هم آنان که شما را به سخت‌ترین صورت شکنجه می‌کردند، [و به شکلی گسترده] پسرانتان را می‌کشتند، و زنانتان را [برای به عزا نشستن در مرگ پسران و بیگاری] زنده می‌گذاشتند، و برای شما در این [امور] آزمایشی بزرگ از سوی پروردگارتان بود.///و [یاد کنید] هنگامی را که شما را از [چنگال ظالمانه] فرعونیان نجات دادیم، هم آنان که شما را به سخت‌ترین صورت شکنجه می‌کردند، [و به شکلی گسترده] پسرانتان را می‌کشتند، و زنانتان را [برای به عزا نشستن در مرگ پسران و بیگاری] زنده می‌گذاشتند، و برای شما در این [امور] آزمایشی بزرگ از سوی پروردگارتان بود.///و شما را از آل فرعون رهانیدیم. به عذابهاى سختتان مى‌آزردند، پسرانتان را مى‌کشتند و زنانتان را زنده مى‌گذاشتند و در این از جانب پروردگارتان آزمایشى بزرگ بود.///و [فراموش نکنید] هنگامى را که شما را از فرعونیان نجات دادیم. آنان شما را عذاب سختى مى‌کردند، پسرانتان را مى‌کشتند و زنانتان را زنده مى‌گذاشتند، و در این [گرفتارى‌ها] از پروردگارتان امتحان بزرگى بود///و [یاد کن‌] هنگامى را که شما را از فرعونیان نجات دادیم که شما را سخت شکنجه مى‌کردند: پسرانتان را مى‌کشتند و زنانتان را زنده باقى مى‌گذاشتند و در این، براى شما آزمایش بزرگى از جانب پروردگارتان بود.///[به خاطر بیاورید] زمانى که از [چنگال] فرعونیان نجاتتان بخشیدیم. آنها که مرتبا شما را شکنجه مى‌دادند، پسرانتان را می‌کشتند و زنانتان را [براى خدمتکارى] زنده مى‌گذاشتند، و در این، آزمایش بزرگى از ناحیه خدا براى شما بود.///و (یاد آرید) هنگامی که شما را از چنگ فرعونیان نجات دادیم که شما را سخت به عذاب و شکنجه می‌داشتند، پسرانتان را کشته و زنان را زنده (به اسارت و خدمتکاری) می‌داشتند و این شما را از جانب خدا امتحان و تنبیه بزرگی بود.///و چنین بود که شما را [از دست‌] فرعونیان رهانیدیم که عذابی سخت به شما می‌چشانیدند، پسرانتان را می‌کشتند و زنان [و دختران‌] تان را [برای کنیزی‌] زنده نگاه می‌داشتند و در آن آزمونی بزرگ از سوی پروردگارتان بود///(به خاطر بیاورید) زمانی را که از (چنگال) فرعونیان نجاتتان بخشیدیم! آنها که پیوسته شما را شکنجه می‌دادند، پسرانتان را می‌کشتند، و زنانتان را (برای خدمتگاری) زنده می‌گذاشتند؛ و در این، آزمایش بزرگی از سوی خدا برای شما بود.///و هنگامی که نجات دادیم شما را از خاندان فرعون که روا می‌داشتند بر شما عذاب زشت را به سختی می‌کشتند فرزندان شما را و می‌گذاشتند زنان شما را و در این بود بلائی از پروردگار شما گران‌///و چون شما را از فرعونیان نجات دادیم، در حالی که شما را سخت شکنجه می‌کردند، پسرانتان را می‌کشتند و زنانتان را زنده و بی‌حیا باقی می‌گذاشتند. حال آنکه در این (عذاب بزرگ) برای شما بلایی بزرگ از جانب پروردگارتان است. quran_en_fa We appointed for Moses thirty nights, and completed (the period) with ten (more): thus was completed the term (of communion) with his Lord, forty nights. And Moses had charged his brother Aaron (before he went up): "Act for me amongst my people: Do right, and follow not the way of those who do mischief." و با موسی [برای عبادتی ویژه و دریافت تورات] سی شب وعده گذاشتیم و آن را با [افزودن] ده شب کامل کردیم، پس میعادگاه پروردگارش به چهل شب پایان گرفت، و موسی [هنگامی که به میعادگاه می‌رفت] به برادرش هارون گفت: در میان قومم جانشین من باش و به اصلاح برخیز و از راه و روش مفسدان پیروی مکن.///و با موسی [برای عبادتی ویژه و دریافت تورات] سی شب وعده گذاشتیم و آن را با [افزودن] ده شب کامل کردیم، پس میعادگاه پروردگارش به چهل شب پایان گرفت، و موسی [هنگامی که به میعادگاه می‌رفت] به برادرش هارون گفت: در میان قومم جانشین من باش و به اصلاح برخیز و از راه و روش مفسدان پیروی مکن.///سى شب با موسى وعده نهادیم و ده شب دیگر بر آن افزودیم تا وعده پروردگارش چهل شب کامل شد. و موسى به برادرش هارون گفت: بر قوم من جانشین من باش و راه صلاح پیش گیر و به طریق مفسدان مرو.///و با موسى سى شب وعده کردیم و آن را به ده شب دیگر کامل نمودیم پس میقات پروردگارش در چهل شب به سر آمد. و موسى به برادرش هارون گفت: میان قوم من نایب من باش و به اصلاح [کارشان‌] پرداز و طریق مفسدان را پیروى مکن///و با موسى، سى شب وعده گذاشتیم و آن را با ده شب دیگر تمام کردیم. تا آنکه وقت معین پروردگارش در چهل شب به سر آمد. و موسى [هنگام رفتن به کوه طور] به برادرش هارون گفت: «در میان قوم من جانشینم باش، و [کار آنان را] اصلاح کن، و راه فسادگران را پیروى مکن.»///و ما با موسى، سى شب وعده گذاردیم؛ سپس آن را با ده شب تکمیل نمودیم. به این ترتیب میعاد پروردگارش چهل شب تمام شد. و موسى به برادرش هارون گفت: «جانشین من میان قوم من باش! و [آنها را] اصلاح­ کن و از روش مفسدان پیروى منما!»///و ما با موسی سی شب وعده قرار دادیم و ده شب دیگر بر آن افزودیم تا آنکه زمان وعده پروردگارش به چهل شب تکمیل شد. و موسی به برادر خود هارون گفت: تو اکنون جانشین من در قوم من باش و راه صلاح پیش گیر و پیرو راه اهل فساد مباش.///و با موسی سی شب وعده گذاشتیم، و آن را به ده شب دیگر پایان بخشیدیم، چندانکه میقات پروردگارش چهل شب کامل شد، و موسی به برادرش هارون گفت در میان قوم من جانشین من باش و در اصلاح بکوش و از راه و روش اهل فساد پیروی مکن‌///و ما با موسی، سی شب وعده گذاشتیم؛ سپس آن را با ده شب (دیگر) تکمیل نمودیم؛ به این ترتیب، میعاد پروردگارش (با او)، چهل شب تمام شد. و موسی به برادرش هارون گفت: «جانشین من در میان قومم باش. و (آنها) را اصلاح کن! و از روش مفسدان، پیروی منما!»///و وعده نهادیم با موسی سی شب و تکمیل آن کردیم به ده‌تا تا تمام شد میعاد پروردگار او چهل شب و گفت موسی به برادرش هارون جانشینم باش در قومم و اصلاح کن و پیروی مکن از راه فسادکاران‌///و با موسی، سی شب وعده گذاشتیم و آنها را با ده شب دیگر به اتمام رساندیم؛ پس وقت (معین) پروردگارش در چهل شب به سر آمد و موسی (هنگام رفتن به کوه طور) به برادرش هارون گفت: «در میان قومم جانشینم باش و (کار آنان را) اصلاح کن، و راه افسادگران را پیروی مکن.» quran_en_fa When Moses came to the place appointed by Us, and his Lord addressed him, He said: "O my Lord! show (Thyself) to me, that I may look upon thee." Allah said: "By no means canst thou see Me (direct); But look upon the mount; if it abide in its place, then shalt thou see Me." When his Lord manifested His glory on the Mount, He made it as dust. And Moses fell down in a swoon. When he recovered his senses he said: "Glory be to Thee! to Thee I turn in repentance, and I am the first to believe." زمانی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با وی سخن گفت، عرض کرد: پروردگارا! جمال با کمال ذات بی نهایتت را [به قلب من] بنمای تا تو را [به رؤیت ویژه باطنی] بنگرم. خدا فرمود: هرگز مرا نخواهی دید، ولی به این کوه بنگر اگر [پس از جلوه من] بر جای خود ثابت و برقرار ماند، تو هم مرا خواهی دید. چون پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را متلاشی نمود و موسی بی هوش شد، پس هنگامی که به هوش آمد گفت: تو منزهی [از اینکه مشاهده شوی،] به سویت بازگشتم، و من [در میان مردم این روزگار] نخستین باور کننده [این حقیقت که هرگز دیده نمی‌شوی] هستم.///زمانی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با وی سخن گفت، عرض کرد: پروردگارا! جمال با کمال ذات بی نهایتت را [به قلب من] بنمای تا تو را [به رؤیت ویژه باطنی] بنگرم. خدا فرمود: هرگز مرا نخواهی دید، ولی به این کوه بنگر اگر [پس از جلوه من] بر جای خود ثابت و برقرار ماند، تو هم مرا خواهی دید. چون پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را متلاشی نمود و موسی بی هوش شد، پس هنگامی که به هوش آمد گفت: تو منزهی [از اینکه مشاهده شوی،] به سویت بازگشتم، و من [در میان مردم این روزگار] نخستین باور کننده [این حقیقت که هرگز دیده نمی‌شوی] هستم.///چون موسى به میعادگاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، گفت: اى پروردگار من، بنماى، تا در تو نظر کنم. گفت: هرگز مرا نخواهى دید. به آن کوه بنگر، اگر بر جاى خود قرار یافت، تو نیز مرا خواهى دید. چون پروردگارش بر کوه تجلى کرد، کوه را خرد کرد و موسى بیهوش بیفتاد. چون به هوش آمد گفت: تو منزهى، به تو بازگشتم و من نخستین مؤمنانم.///و چون موسى به وعده‌گاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: بار الها! خود را به من بنماى که تو را بنگرم. گفت: هرگز مرا نخواهى دید، لیکن به این کوه بنگر، پس اگر در جایش برقرار ماند مرا خواهى دید، سپس همین که پروردگار او بر کوه تجلى کرد، آن را///و چون موسى به میعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارا، خود را به من بنماى تا بر تو بنگرم.» فرمود: «هرگز مرا نخواهى دید، لیکن به کوه بنگر؛ پس اگر بر جاى خود قرار گرفت به زودى مرا خواهى دید. «پس چون پروردگارش به کوه جلوه نمود، آن را ریز ریز ساخت، و موسى بیهوش بر زمین افتاد، و چون به خود آمد، گفت: «تو منزهى! به درگاهت توبه کردم و من نخستین مؤمنانم.»///و هنگامى که موسى به میعادگاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببینم!» گفت: هرگز مرا نخواهى دید؛ ولى به کوه بنگر! اگر در جاى خود ثابت ماند، مرا خواهى دید؛ اما هنگامى که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان زمین قرار داد. و موسى مدهوش به زمین افتاد. موقعى که به هوش آمد عرض کرد: «خداوندا! منزهى تو [از اینکه قابل مشاهده باشى]! من به سوى تو بازگشتم، و من [در میان قوم] نخستین مؤمنانم.»///و چون (قوم تقاضای دیدن خدا کردند) موسی (با هفتاد نفر بزرگان قومش که انتخاب شده بودند) وقت معین به وعده‌گاه ما آمد و خدایش با وی سخن گفت، موسی (به تقاضای جاهلانه قوم خود) عرض کرد که خدایا خود را به من آشکار بنما که جمال تو را مشاهده کنم. خدا در پاسخ او فرمود که مرا تا ابد نخواهی دید ولیکن به کوه بنگر، اگر کوه طور (بدان صلابت، هنگام تجلی) به جای خود برقرار ماند تو نیز مرا خواهی دید. پس آن‌گاه که تجلی خدایش بر کوه تابش کرد کوه را مندک و متلاشی ساخت و موسی بی‌هوش افتاد. سپس که به هوش آمد عرض کرد: خدایا تو منزه و برتری (از رؤیت و حس جسمانی، از چنین اندیشه) به درگاه تو توبه کردم و من (از قوم خود) اول کسی هستم که (به تو و تنزه ذات پاک تو از هر آلایش جسمانی) ایمان دارم.///و چون موسی به میعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، گفت پروردگارا خود را به من بنمایان تا بر تو بنگرم، فرمود هرگز مرا نخواهی دید، ولی [اگر اصرار می‌ورزی‌] به آن کوه بنگر، اگر در جایش استوار ماند، مرا خواهی دید، و چون پروردگارش بر کوه تجلی کرد، آن را پخش و پریشان کرد و موسی بیهوش در افتاد، سپس چون به خود آمد گفت پاکا که تویی، به درگاهت توبه کردم و من نخستین مؤمن [به این حقیقت‌] هستم‌///و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببینم!» گفت: «هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید!» اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: «خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم!»///و هنگامی که آمد موسی به وعده‌گاه ما و سخن گفت با او پروردگارش گفت پروردگارا مرا بنمایان که بنگرم بسوی تو گفت هرگز نخواهی مرا دید و لیکن بنگر بسوی کوه تا اگر آرام گرفت بر جای خود بزودی مرا بینی پس گاهی که تابید پروردگار او به کوه گردانیدش هموار (پست) و بیفتاد موسی بیهوش و هنگامی که به هوش آمد گفت منزهی تو بازگشتم بسوی تو و منم نخستین ایمان‌آرندگان‌///و هنگامی‌که موسی به میعادگاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارم! خود را به من بنمای تا سویت بنگرم.» فرمود: «هرگز مرا نتوانی نگریست. لیکن به کوه بنگر، پس اگر بر جای خود قرار گرفت، دیرا (که) مرا خواهی دید.» پس چون پروردگارش بر کوه جلوه (ی قدرتی برتر از توانش) نمود، آن را خرد کرد و موسی بیهوش بر زمین افتاد و چون به خود آمد، گفت: «تو منزهی. سویت بازگشتم و من نخستین مؤمنانم.» quran_en_fa (Allah) said: "O Moses! I have chosen thee above (other) men, by the mission I (have given thee) and the words I (have spoken to thee): take then the (revelation) which I give thee, and be of those who give thanks." [خدا] فرمود: ای موسی! من تو را به [ابلاغ] پیام هایم و به سخن گفتنم با تو بر همه مردم برگزیدم؛ پس آنچه را [از پیام هایم] به تو دادم، دریافت کن، [وبه کار بند] و از سپاس گزاران باش.///[خدا] فرمود: ای موسی! من تو را به [ابلاغ] پیام هایم و به سخن گفتنم با تو بر همه مردم برگزیدم؛ پس آنچه را [از پیام هایم] به تو دادم، دریافت کن، [وبه کار بند] و از سپاس گزاران باش.///گفت: اى موسى، من تو را به پیامهایم و سخن گفتنم از میان مردم برگزیدم، پس آنچه را به تو داده‌ام فرا گیر و از سپاسگزاران باش.///گفت: اى موسى! من تو را به رسالت‌هاى خویش و سخن گفتنم [با تو]، بر مردم برگزیدم، پس آنچه را به تو دادم بگیر و از شاکران باش///فرمود: «اى موسى، تو را با رسالتها و با سخن گفتنم [با تو]، بر مردم [روزگار] برگزیدم؛ پس آنچه را به تو دادم بگیر و از سپاسگزاران باش.»///[خداوند] گفت: «اى موسى! من تو را بر مردم، با رسالت‌هاى خویش و با سخن گفتنم [با تو]، برگزیدم. پس آنچه را به تو داده‌ام، بگیر و از شکرگزاران باش.»///خدا فرمود: ای موسی من تو را به مقام پیام‌رسانی خود و همصحبتی خویش بر سایر مردم برگزیدم، پس آنچه را که به تو دادم کاملا فراگیر و از شکرگزاران باش.///فرمود ای موسی [بدان که‌] من تو را به پیامها و کلام خویش بر مردمان برگزیدم، آنچه به تو می‌بخشم بگیر و از سپاسگزاران باش‌///(خداوند) فرمود: «ای موسی! من تو را با رسالتهای خویش، و با سخن‌گفتنم (با تو)، بر مردم برتری دادم و برگزیدم؛ پس آنچه را به تو داده‌ام بگیر و از شکرگزاران باش!»///گفت ای موسی همانا برگزیدمت بر مردم به پیامهای خود و به سخن خود پس برگیر آنچه را به تو دادم و باش از شکرگزاران‌///فرمود: «ای موسی! من تو را به‌راستی با رسالت‌هایم و با سخنم بر مردمان (در دوران رسالتت) برگزیدم. پس آنچه را به تو دادم برگیر و از سپاسگزاران باش.» quran_en_fa And We ordained laws for him in the tablets in all matters, both commanding and explaining all things, (and said): "Take and hold these with firmness, and enjoin thy people to hold fast by the best in the precepts: soon shall I show you the homes of the wicked,- (How they lie desolate)." و برای او در الواح [تورات] از هر چیزی [که در باب دین مورد نیاز مردم باشد] پندی و برای هر چیزی [که تأمین کننده هدایت انسان‌ها باشد] سخنی روشن نوشتیم؛ پس [به او گفتیم:] آن را با قدرت [ی تمام و عزمی استوار] دریافت کن، [و به کار بند] و قوم خود را فرمان ده که آن را به نیکوترین صورت دریافت کنند [و به کار بندند.] به زودی سرای فاسقان را [که در دنیا ویرانی کاخ‌ها و خانه‌های آنان، و در آخرت دوزخ است] به شما نشان می‌دهم.///و برای او در الواح [تورات] از هر چیزی [که در باب دین مورد نیاز مردم باشد] پندی و برای هر چیزی [که تأمین کننده هدایت انسان‌ها باشد] سخنی روشن نوشتیم؛ پس [به او گفتیم:] آن را با قدرت [ی تمام و عزمی استوار] دریافت کن، [و به کار بند] و قوم خود را فرمان ده که آن را به نیکوترین صورت دریافت کنند [و به کار بندند.] به زودی سرای فاسقان را [که در دنیا ویرانی کاخ‌ها و خانه‌های آنان، و در آخرت دوزخ است] به شما نشان می‌دهم.///براى او در آن الواح هر گونه اندرز و تفصیل هر چیز را نوشتیم. پس گفتیم: آن را به نیرومندى بگیر، و قومت را بفرماى تا به بهترین آن عمل کنند، به زودى جایگاه نافرمانان را به شما نشان دهم.///و براى وى در الواح از هرگونه اندرزى و شرحى براى هر چیز نوشتیم [و گفتیم:] پس آن را محکم بگیر و قوم خود را فرمان ده که بهترینش را به کار گیرند، و به زودى جایگاه فاسقان را به شما نشان خواهم داد///و در الواح [تورات‌] براى او در هر موردى پندى، و براى هر چیزى تفصیلى نگاشتیم، پس [فرمودیم:] «آن را به جد و جهد بگیر و قوم خود را وادار کن که بهترین آن را فرا گیرند، به زودى سراى نافرمانان را به شما مى‌نمایانم.»///و براى او در الواح، اندرزى از هر موضوعى نوشتیم، و بیانى از هر چیز کردیم. [و به او گفتیم:] «پس آن را با جدیت بگیر و به قوم خود بگو به نیکوترین آنها عمل کنند [و آنها که به مخالفت برخیزند، کیفرشان دوزخ است]، و به زودى [این] جایگاه فاسقان را به شما نشان خواهیم داد.»///و در الواح (تورات آسمانی) از هر موضوع برای نصایح و پند و هم تحقیق هر چیز (برای علم و معرفت) به موسی نوشتیم (و دستور دادیم) که (حقایق و احکام) آن را به قوت (عقل و ایمان) فراگیر و قوم را دستور ده که نیکوتر مطالب آن را اخذ کنند، که (پستی) مقام و منزلت فاسقان را به زودی به شما نشان خواهم داد.///و در الواح [تورات‌] هر گونه پند و روشنگری در هر باب برای او نوشته‌ایم، پس آن را به جد و جهد بگیر و به قومت دستور بده که احکام نیکوی آن را دریافت [و به آن عمل‌] کنند، زودا که سرای نافرمانان را به شما نشان دهم‌///و برای او در الواح اندرزی از هر موضوعی نوشتیم؛ و بیانی از هر چیز کردیم - «پس آن را با جدیت بگیر! و به قوم خود بگو: به نیکوترین آنها عمل کنند! (و آنها که به مخالفت برخیزند، کیفرشان دوزخ است؛) و بزودی جایگاه فاسقان را به شما نشان خواهم داد!»///و نوشتیم برایش در الواح از هر چیزی اندرز و تفصیلی برای همه چیز پس برگیر آن را به نیرو و بفرمای قومت را تا گیرند بهترین آن را بزودی بنمایانم شما را خانه فاسقان‌///و در الواح [: تورات] برای او از هر چیزی پندی و تفصیلی نگاشتیم. پس: «آن را به جد و جهدی کامل برگیر و قوم خود را فرمان ده با بهترین روش [: کاوش و کوشش] آن را فراگیرند. به زودی سرای نافرمانان را به شما می‌نمایانم.» quran_en_fa Those who behave arrogantly on the earth in defiance of right - them will I turn away from My signs: Even if they see all the signs, they will not believe in them; and if they see the way of right conduct, they will not adopt it as the way; but if they see the way of error, that is the way they will adopt. For they have rejected our signs, and failed to take warning from them. به زودی کسانی را که در روی زمین به ناحق گردنکشی و تکبر می‌کنند از [فهم] آیاتم بازمی دارم که اگر هر آیه‌ای را ببینند، به آن ایمان نمی‌آورند و چون راه هدایت را مشاهده کنند، آن را راه و رسم زندگی نگیرند و اگر راه گمراهی را ببینند، آن را راه و روش خود گیرند؛ این [بازداشتن از فهم آیاتم] به سبب آن است که آیات ما را تکذیب کردند و از آنها غافل و بی خبر بودند.///به زودی کسانی را که در روی زمین به ناحق گردنکشی و تکبر می‌کنند از [فهم] آیاتم بازمی دارم که اگر هر آیه‌ای را ببینند، به آن ایمان نمی‌آورند و چون راه هدایت را مشاهده کنند، آن را راه و رسم زندگی نگیرند و اگر راه گمراهی را ببینند، آن را راه و روش خود گیرند؛ این [بازداشتن از فهم آیاتم] به سبب آن است که آیات ما را تکذیب کردند و از آنها غافل و بی خبر بودند.///آن کسانى را که به ناحق در زمین سرکشى مى‌کنند، زودا که از آیات خویش رویگردان سازم، چنان که هر آیتى را که ببینند ایمان نیاورند و اگر طریق هدایت ببینند از آن نروند و اگر طریق گمراهى ببینند از آن بروند. زیرا اینان آیات را دروغ انگاشتند و از آن غفلت ورزیدند.///و به زودى کسانى را که در [این‌] سرزمین به ناحق بزرگى مى‌کنند از آیات خود منصرف خواهم کرد. آنها اگر همه معجزه‌ها را هم ببینند به آن ایمان نمى‌آورند، و اگر راه رشد را ببینند آن را پیش نمى‌گیرند، و اگر راه ضلالت را ببینند آن را پیش مى‌گیرند. این از آن///به زودى کسانى را که در زمین، بناحق تکبر مى‌ورزند، از آیاتم رویگردان سازم [به طورى که‌] اگر هر نشانه‌اى را [از قدرت من‌] بنگرند، بدان ایمان نیاورند، و اگر راه صواب را ببینند آن را برنگزینند، و اگر راه گمراهى را ببینند آن را راه خود قرار دهند. این بدان سبب است که آنان آیات ما را دروغ انگاشته و غفلت ورزیدند.///به زودى کسانى را که در زمین به ناحق تکبر می‌ورزند، از ایمان به آیات خود منصرف می‌سازیم؛ [به طورى که] اگر هر آیه و نشانه‌اى را ببینند، به آن ایمان نمى‌آورند. و اگر راه هدایت را ببینند، آن را راه خود انتخاب نمى‌کنند. و اگر طریق گمراهى را ببینند، راه خود انتخاب می‌کنند. [همه اینها] به خاطر آن است که آیات ما را تکذیب کردند و از آن غافل بودند.///من آنان را که در زمین به ناحق کبر و بزرگمنشی کنند از آیات خود رو گردان و معرض خواهم ساخت، و اگر هر آیتی بینند به آن ایمان نیاورند و اگر راه رشد و هدایت یابند آن را نپیمایند و اگر راه جهل و گمراهی یابند آن را پیش گیرند. این (ضلالت آنها) بدین جهت است که آیات ما را تکذیب کردند و از آنها غافل و معرض بودند.///کسانی را که به ناحق در این سرزمین تکبر می‌ورزند از آیات خود باز می‌دارم و هر پدیده‌ای و نشانه‌ای که ببینند به آن ایمان نمی‌آورند و اگر راه رستگاری را ببینند آن را در پیش نمی‌گیرند و اگر گمراهه را ببینند آن را در پیش می‌گیرند، این از آن است که آیات ما را دروغ انگاشتند و از آن غافل بودند///بزودی کسانی را که در روی زمین بناحق تکبر می‌ورزند، از (ایمان به) آیات خود، منصرف می‌سازم! آنها چنانند که اگر هر آیه و نشانه‌ای را ببینند، به آن ایمان نمی‌آورند؛ اگر راه هدایت را ببینند، آن را راه خود انتخاب نمی‌کنند؛ و اگر طریق گمراهی را ببینند، آن را راه خود انتخاب می‌کنند! (همه اینها) بخاطر آن است که آیات ما را تکذیب کردند، و از آن غافل بودند!///بزودی بازگردانم از آیتهای خود آنان را که تکبر کنند در زمین به ناحق و اگر بینند هر آیتی ایمان نیارند بدان و اگر بینند راه رهبری را نگیرندش راه و اگر بینند راه گمراهی را گیرندش راه این بدان است که تکذیب کردند آیتهای ما را و بودند از آنها غافلان‌///زودا کسانی را که در زمین به ناحق تکبر می‌ورزند، از آیاتم رویگردان سازم. (به طوری که) اگر هر نشانه‌ای (ربانی) را بنگرند، بدان ایمان نیاورند و اگر راه سراشیب رشد را ببینند، آن را راهی (درست) برنمی‌گیرند و اگر راه سراشیب گمراهی را ببینند آن را راهی (درست برای خود) برمی‌گیرند. این بدین سبب است که آنان با آیات ما (همان‌ها و ما را) تکذیب کردند و (از) غافلان بوده‌اند. quran_en_fa Those who reject Our signs and the meeting in the Hereafter,- vain are their deeds: Can they expect to be rewarded except as they have wrought? و آنان که آیات ما و دیدار آخرت را تکذیب کردند، اعمالشان تباه و بی اثر شد. آیا جز به آنچه همواره [بر طبق کفر و انحرافشان] انجام می‌دادند، کیفر داده می‌شوند؟!///و آنان که آیات ما و دیدار آخرت را تکذیب کردند، اعمالشان تباه و بی اثر شد. آیا جز به آنچه همواره [بر طبق کفر و انحرافشان] انجام می‌دادند، کیفر داده می‌شوند؟!///و اعمال آنان که آیات ما و دیدار قیامت را دروغ انگاشتند، ناچیز شد. آیا جز در مقابل کردارشان کیفر خواهند دید؟///و کسانى که آیات ما و دیدار آخرت را تکذیب کردند، اعمالشان تباه است. آیا جز آنچه را که عمل مى‌کردند کیفر مى‌بینند///و کسانى که آیات ما و دیدار آخرت را دروغ پنداشتند، اعمالشان تباه شده است. آیا جز در برابر آنچه مى‌کردند کیفر مى‌بینند؟///و کسانى که آیات ما و لقاء رستاخیز را تکذیب [و انکار] کنند، اعمالشان نابود می‌گردد. آیا جز آنچه را عمل کرده‌اند، پاداش داده می‌شوند؟///و آنان که آیات (آسمانی) ما و لقاء عالم آخرت را تکذیب کردند اعمالشان (که جز برای دنیا نبود) تباه و باطل شود، آیا جز آنچه می‌کردند کیفر بینند؟///و دروغ دارندگان آیات ما و لقای آن جهانی، اعمالشان باطل شده است، آیا جز در برابر کار و کردارشان جزا می‌یابند؟///و کسانی که آیات، و دیدار رستاخیز را تکذیب (و انکار) کنند، اعمالشان نابود می‌گردد؛ آیا جز آنچه را عمل می‌کردند پاداش داده می‌شوند؟!///و آنان که تکذیب کردند به آیتهای ما و رسیدن آخرت تباه شده است اعمال ایشان آیا پاداش داده می‌شوند جز آنچه را بودند می‌کردند///و کسانی که با آیات ما (همان‌ها و ما) و دیدار آخرت را تکذیب کردند اعمالشان تباه شده است. آیا جز آنچه می‌کردند کیفر می‌بینند؟ quran_en_fa The people of Moses made, in his absence, out of their ornaments, the image of calf, (for worship): it seemed to low: did they not see that it could neither speak to them, nor show them the way? They took it for worship and they did wrong. و قوم موسی پس از [رفتن] او [به میعادگاه پروردگار]، از زیورهای خود مجسمه گوساله‌ای ساختند که صدای گاو داشت! آیا نمی‌دیدند که آن مجسمه با آنان سخن نمی‌گوید و آنان را به راهی هدایت نمی‌کند؟! [ولی با روشن بودن این حقیقت که مجسمه‌ای بیش نیست و هیچ کاری از دستش بر نمی‌آید] آن را [به عنوان معبودی برای پرستش] گرفتند و [در صورتی که در این انتخاب] از ستمکاران بودند.///و قوم موسی پس از [رفتن] او [به میعادگاه پروردگار]، از زیورهای خود مجسمه گوساله‌ای ساختند که صدای گاو داشت! آیا نمی‌دیدند که آن مجسمه با آنان سخن نمی‌گوید و آنان را به راهی هدایت نمی‌کند؟! [ولی با روشن بودن این حقیقت که مجسمه‌ای بیش نیست و هیچ کاری از دستش بر نمی‌آید] آن را [به عنوان معبودی برای پرستش] گرفتند و [در صورتی که در این انتخاب] از ستمکاران بودند.///قوم موسى بعد از او از زیورهایشان تندیس گوساله‌اى ساختند که بانگ مى‌کرد. آیا نمى‌بینند که آن گوساله با آنها سخن نمى‌گوید و ایشان را به هیچ راهى هدایت نمى‌کند؟ آن را به خدایى گرفتند و بر خود ستم کردند.///و قوم موسى در غیاب او از زیورهاى خود تندیس گوساله‌اى ساختند که صداى گاو داشت. مگر نمى‌دیدند که با آنها سخن نمى‌گوید و به راهى هدایتشان نمى‌کند؟ آن را [معبود] گرفتند در حالى که ستمکار بودند///و قوم موسى پس از [عزیمت‌] او، از زیورهاى خود مجسمه گوساله‌اى براى خود ساختند که صداى گاو داشت. آیا ندیدند که آن [گوساله‌] با ایشان سخن نمى‌گوید و راهى بدانها نمى‌نماید؟ آن را [به پرستش] گرفتند و ستمکار بودند.///قوم موسى بعد از [رفتن] او [به میعادگاه خداوند]، از زیورآلات خود گوساله‌اى ساختند. جسد بی‌روحى بود که صداى گاو داشت! آیا آنها نمى‌دیدند که با آنان سخن نمی‌گوید و به راه [راست] هدایتشان نمی‌کند؟ آن را [خداى خود] انتخاب کردند و ظالم بودند.///و قوم موسی بعد از او (یعنی بعد از رفتن او به طور برای وعده حق) مجسمه گوساله‌ای که صدایی و خواری داشت از طلا و زیورهای خود ساخته و پرستیدند. آیا ندیدند که آن مجسمه بی‌روح با آنها سخنی نمی‌گوید و آنها را به راهی هدایت نمی‌کند؟ (آری دیدند و از جهل و عناد باز) پی آن گوساله گرفتند و مردمی ستمکار بودند.///و قوم موسی در غیاب او از آرایه‌هایشان پیکر گوساله‌ای ساختند و پرداختند که بانگی داشت، آیا نمی‌دیدند که با آنان سخن نمی‌گوید و راهی به ایشان نمی‌نمایاند؟ آن را به پرستش گرفتند و مشرک شدند///قوم موسی بعد (از رفتن) او (به میعادگاه خدا)، از زیورهای خود گوساله‌ای ساختند؛ جسد بی‌جانی که صدای گوساله داشت! آیا آنها نمی‌دیدند که با آنان سخن نمی‌گوید، و به راه (راست) هدایتشان نمی‌کند؟! آن را (خدای خود) انتخاب کردند، و ظالم بودند!///و برگرفتند قوم موسی پس از او از زیور خود گوساله‌ای را کالبدی که او راست بانگی آیا ندیدند که سخن نگوید با ایشان و نه رهبریشان کند به راهی برگرفتندش و بودند ستمگران‌///قوم موسی پس از (رهسپار شدن) او (به میعادگاهش) از زیورهای خود مجسمه‌ی گوساله‌ای برای خود برگرفتند که (صدایی) همچون صدای گوساله داشت. آیا ندیدند که آن مجمسمه (ی گوساله) هرگز با ایشان سخن نمی‌گوید و راهی راهوار به آنها نمی‌نماید؟ آن را (به پرستش) گرفتند حال آنکه ستمکار بوده‌اند. quran_en_fa When they repented, and saw that they had erred, they said: "If our Lord have not mercy upon us and forgive us, we shall indeed be of those who perish." و هنگامی که به شدت پشیمان شدند [و به باطل بودن گوساله پرستی آگاه گشتند] و دانستند که قطعا گمراه شده‌اند، گفتند: اگر پروردگارمان به ما رحم نکند و ما را نیامرزد، یقینا از زیانکاران خواهیم بود.///و هنگامی که به شدت پشیمان شدند [و به باطل بودن گوساله پرستی آگاه گشتند] و دانستند که قطعا گمراه شده‌اند، گفتند: اگر پروردگارمان به ما رحم نکند و ما را نیامرزد، یقینا از زیانکاران خواهیم بود.///و چون از آن کار پشیمان شدند و دیدند که در گمراهى افتاده‌اند، گفتند: اگر پروردگارمان به ما رحم نکند و ما را نیامرزد، در زمره زیان‌کردگان خواهیم بود.///و چون پشیمان شدند و دیدند که واقعا گمراه شده‌اند گفتند: اگر خدایمان بر ما رحم نیاورد و ما را نیامرزد قطعا از زیانکاران خواهیم شد///و چون انگشت ندامت گزیدند و دانستند که واقعا گمراه شده‌اند گفتند: «اگر پروردگار ما به ما رحم نکند و ما را نبخشاید قطعا از زیانکاران خواهیم بود.»///و هنگامى که حقیقت به دستشان افتاد و دیدند گمراه شده‌اند، گفتند: «اگر پروردگار ما، به ما رحم نکند و ما را نیامرزد، قطعا از زیانکاران خواهیم بود.»///و چون به خود آمدند و از آن عمل پشیمان شدند و دیدند که درست گمراهند (با خود) گفتند: اگر خدا ما را نبخشد و از ما نگذرد سخت از زیانکاران خواهیم بود.///و چون پشیمان شدند و دیدند که گمراه شده‌اند گفتند اگر پروردگارمان بر ما رحمت نیاورد و ما را نبخشاید، بی‌شک از زیانکاران خواهیم بود///و هنگامی که حقیقت به دستشان افتاد، و دیدند گمراه شده‌اند، گفتند: «اگر پروردگارمان به ما رحم نکند، و ما را نیامرزد، بطور قطع از زیانکاران خواهیم بود!»///و هنگامی که افتاد در دست ایشان و دیدند که گمراه شدند گفتند اگر رحم نکند بر ما پروردگار ما و نیامرزد ما را همانا باشیم از زیانکاران‌///و چون (جریان شومشان) در برابرشان آشکارا سقوط داده شد و دیدند که واقعا گمراه شده‌اند، گفتند: «اگر پروردگارمان به ما همواره رحم نکند و برایمان نبخشاید، همانا بی‌گمان از زیانکاران خواهیم بود.» quran_en_fa When Moses came back to his people, angry and grieved, he said: "Evil it is that ye have done in my place in my absence: did ye make haste to bring on the judgment of your Lord?" He put down the tablets, seized his brother by (the hair of) his head, and dragged him to him. Aaron said: "Son of my mother! the people did indeed reckon me as naught, and went near to slaying me! Make not the enemies rejoice over my misfortune, nor count thou me amongst the people of sin." و هنگامی که موسی [پس از آگاهی از آن پیش آمد خطرناک] خشمگین و بسیار اندوهناک به سوی قومش بازگشت، گفت: پس از من بد جانشینانی برایم بودید، آیا [با پرستش گوساله] بر فرمان پروردگارتان [که در تورات آمده] پیشی گرفتید [و صبر نکردید تا من بیایم و فرمان خدا را به شما ابلاغ کنم؟] و الواح را افکند و سر برادرش را گرفت [وبا خشم] او را به سوی خود می‌کشید. [هارون] گفت: ای فرزند مادرم! این گروه مرا ناتوان وزبون شمردند، و نزدیک بود مرا به قتل برسانند، پس مرا با مؤاخذه کردنم دشمن شاد مکن، و [هم طراز] باگروه ستمکاران قرار مده.///و هنگامی که موسی [پس از آگاهی از آن پیش آمد خطرناک] خشمگین و بسیار اندوهناک به سوی قومش بازگشت، گفت: پس از من بد جانشینانی برایم بودید، آیا [با پرستش گوساله] بر فرمان پروردگارتان [که در تورات آمده] پیشی گرفتید [و صبر نکردید تا من بیایم و فرمان خدا را به شما ابلاغ کنم؟] و الواح را افکند و سر برادرش را گرفت [وبا خشم] او را به سوی خود می‌کشید. [هارون] گفت: ای فرزند مادرم! این گروه مرا ناتوان وزبون شمردند، و نزدیک بود مرا به قتل برسانند، پس مرا با مؤاخذه کردنم دشمن شاد مکن، و [هم طراز] باگروه ستمکاران قرار مده.///چون موسى خشمگین و اندوهناک نزد قوم خود بازگشت، گفت: در غیبت من چه بد جانشینانى بودید. چرا بر فرمان پروردگار خود پیشى گرفتید؟ و الواح را بر زمین افکند، و موى برادرش را گرفت و به سوى خود کشید. هارون گفت: اى پسر مادرم، این قوم مرا زبون یافتند و نزدیک بود که مرا بکشند، مرا دشمنکام مکن و در شمار ستمکاران میاور.///و چون موسى خشمناک و اندوهگین به نزد قوم خود بازگشت، گفت: پس از من بد جانشینانى برایم بودید! آیا در باره‌ى امر پروردگار خویش [و تمدید میعاد] عجله کردید؟ و الواح را بینداخت و سر برادرش را گرفته به سوى خود مى‌کشید. [هارون‌] گفت: اى پسر مادرم! این قوم،///و چون موسى، خشمناک و اندوهگین به سوى قوم خود بازگشت، گفت: «پس از من چه بد جانشینى براى من بودید! آیا بر فرمان پروردگارتان پیشى گرفتید؟ و الواح را افکند و [موى‌] سر برادرش را گرفت و او را به طرف خود کشید. [هارون] گفت: «اى فرزند مادرم، این قوم، مرا ناتوان یافتند و چیزى نمانده بود که مرا بکشند؛ پس مرا دشمن‌شاد مکن و مرا در شمار گروه ستمکاران قرار مده.///و هنگامى که موسى، خشمگین و اندوهناک، به سوى قوم خود بازگشت، گفت: «پس از من بد جانشینانى برایم بودید [و آیین مرا ضایع کردید]، آیا در فرمان پروردگارتان [و تمدید مدت میعاد او، در قضاوت،] عجله نمودید؟!» سپس الواح را افکند و سر برادر خود را گرفت [و با عصبانیت] به سوى خود کشید. او گفت: «فرزند مادرم! این گروه مرا در فشار گذاردند و نزدیک بود مرا به قتل برسانند. بنابر این کارى نکن که دشمنان مرا شماتت کنند، و مرا با گروه ستمکاران قرار مده.»///و چون موسی به حال خشم و تأسف به سوی قوم خود بازگشت، به آنان گفت: شما پس از من بسیار بد حفظ الغیب من کردید! آیا در امر خدای خود عجله کردید! و الواح را به زمین انداخت و (از فرط غضب) سر برادرش (هارون) را گرفته به سوی خود می‌کشید، هارون گفت: ای فرزند مادرم، این قوم مرا خوار و زبون داشتند تا آنجا که نزدیک بود مرا به قتل رسانند، پس تو دشمنان را بر من شاد مگردان و مرا در عداد مردم ستمکار مشمار.///و چون موسی [آگاه شد و] خشمناک و اندوهگین به سوی قومش بازگشت گفت در پشت‌سر من چه بد رفتار کردید، چرا مهلت ندادید فرمان پروردگارتان برسد، و الواح [تورات‌] را بینداخت و سر برادرش را [در دست‌] گرفت و به سوی خود کشید [هارون‌] گفت ای پسر مادرم، این قوم مرا زار و زبون کردند و نزدیک بود که مرا بکشند، مرا دشمن‌شاد مکن، و مرا در زمره ستمکاران قرار مده‌///و هنگامی که موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قوم خود بازگشت، گفت: «پس از من، بد جانشینانی برایم بودید (و آیین مرا ضایع کردید)! آیا درمورد فرمان پروردگارتان (و تمدید مدت میعاد او)، عجله نمودید (و زود قضاوت کردید؟!)» سپس الواح را افکند، و سر برادر خود را گرفت (و با عصبانیت) به سوی خود کشید؛ او گفت: «فرزند مادرم! این گروه، مرا در فشار گذاردند و ناتوان کردند؛ و نزدیک بود مرا بکشند، پس کاری نکن که دشمنان مرا شماتت کنند و مرا با گروه ستمکاران قرار مده!»///و هنگامیکه برگشت موسی بسوی قوم خود خشمگین اسفناک گفت چه زشت است آنچه جانشینم ساختید (بجای آوردید) پس از من آیا شتاب گرفتید امر پروردگار خود را و افکند الواح را و بگرفت سر برادر خویش را می‌کشیدش بسوی خود گفت ای فرزند مادر همانا قومم ناتوانم گرفتند و نزدیک شد بکشندم پس شادکام نگردان به من دشمنان را و نگردانم با گروه ستمکاران‌///و هنگامی‌که موسی، خشمگین و اندوهگین سوی قوم خود بازگشت، گفت: «پس از من، چه بدچیزی وانهادید. آیا فرمان [: عذاب‌] پروردگارتان را شتاب کردید؟» و الواح را افکند و سر برادرش را بر گرفت حال آنکه او را به طرف خود می‌کشید. (هارون) گفت: «ای پسر مادرم! این قوم بی‌گمان مرا ناتوان یافتند و چیزی نمانده بود مرا بکشند. پس دشمن‌شادم مکن و در شمار گروه ستمکارانم قرار مده.» quran_en_fa Moses prayed: "O my Lord! forgive me and my brother! admit us to Thy mercy! for Thou art the Most Merciful of those who show mercy!" [موسی] گفت: پروردگارا! مرا و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمتت درآور، که تو مهربان‌ترین مهربانانی.///[موسی] گفت: پروردگارا! مرا و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمتت درآور، که تو مهربان‌ترین مهربانانی.///گفت: اى پروردگار من، مرا و برادرم را بیامرز و ما را در رحمت خویش داخل کن که تو مهربان‌ترین مهربانانى.///[موسى‌] گفت: بار الها! من و برادرم را بیامرز و ما را در [پناه‌] رحمت خود در آور، و تو از همه مهربانان مهربان‌ترى/// [موسى‌] گفت: «پروردگارا، من و برادرم را بیامرز و ما را در [پناه‌] رحمت خود درآور، و تو مهربانترین مهربانانى.»///[موسى] گفت: «پروردگارا! من و برادرم را بیامرز و ما را در رحمت خود داخل کن، و تو مهربانترین مهربانانى!»///موسی (بر او شفقت کرد و) گفت: پروردگارا، من و برادرم را بیامرز و ما را در ظل رحمت خود داخل گردان، و تو مهربان‌ترین مهربانانی.///موسی [آرام گرفت و] گفت پروردگارا مرا و برادرم را بیامرز و ما را در [پناه‌] رحمت خود درآور، و تو مهربان‌ترین مهربانانی‌///(موسی) گفت: «پروردگارا! من و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمت خود داخل فرما، و تو مهربانترین مهربانانی!»///گفت پروردگارا بیامرز برای من و برادرم و درآور ما را به رحمت خود و توئی مهربانترین مهربانان‌///(موسی) گفت: «پروردگارم! برای من و برادرم پوشش بنه و ما را در (پناه) رحمت خود در آور، حال آنکه تو رحم کننده‌ترین رحم کنندگانی.» quran_en_fa Those who took the calf (for worship) will indeed be overwhelmed with wrath from their Lord, and with shame in this life: thus do We recompense those who invent (falsehoods). بی تردید کسانی که گوساله را [به پرستش] گرفتند، به زودی خشمی سخت از پروردگارشان، و خواری و ذلتی در زندگی دنیا به آنان خواهد رسید؛ و این گونه دروغ بافان را کیفر می‌دهیم.///بی تردید کسانی که گوساله را [به پرستش] گرفتند، به زودی خشمی سخت از پروردگارشان، و خواری و ذلتی در زندگی دنیا به آنان خواهد رسید؛ و این گونه دروغ بافان را کیفر می‌دهیم.///آنان که گوساله را برگزیدند به زودى به غضب پروردگارشان گرفتار خواهند شد و در زندگانى اینجهانى به خوارى خواهند افتاد. دروغسازان را اینچنین کیفر مى‌دهیم.///همانا کسانى که گوساله را پرستیدند به زودى خشمى از پروردگارشان و ذلتى در زندگى دنیا به آنان خواهد رسید، و دروغسازان را این گونه سزا مى‌دهیم///آرى، کسانى که گوساله را [به پرستش‌] گرفتند، به زودى خشمى از پروردگارشان و ذلتى در زندگى دنیا به ایشان خواهد رسید؛ و ما این گونه، دروغ‌پردازان را کیفر مى‌دهیم.///آنها که گوساله را [معبود خود] انتخاب کردند، به زودى خشم پروردگار و ذلت در زندگى دنیا به آنها مى‌رسد، و این چنین کسانى را که [بر خدا] افترا مى‌بندند، کیفر مى‌دهیم.///آنان که گوساله را به پرستش گرفتند (آتش قهر و) غضب خدا (در آخرت) و ذلت و خواری در حیات دنیا محققا به آنها خواهد رسید، و این چنین ما دروغ‌پردازان را کیفر خواهیم کرد.///کسانی که گوساله را به پرستش گرفتند زودا که گرفتار خشم پروردگارشان و در زندگانی دنیا دچار خواری شوند، و بدین‌سان افترازنندگان را جزا می‌دهیم‌///کسانی که گوساله را (معبود خود) قرار دادند، بزودی خشم پروردگارشان، و ذلت در زندگی دنیا به آنها می‌رسد؛ و اینچنین، کسانی را که (بر خدا) افترا می‌بندند، کیفر می‌دهیم!///همانا آنان که برگرفتند گوساله را بزودی رسدشان خشمی از پروردگارشان و خواریی در زندگانی دنیا و چنین کیفر دهیم به دروغ آوران‌///بی‌گمان، کسانی که گوساله را (به پرستش) گرفتند، به زودی خشمی از پروردگارشان و ذلتی در زندگی دنیاشان به ایشان خواهد رسید و ما این‌گونه افترازنندگان را کیفر می‌دهیم. quran_en_fa But those who do wrong but repent thereafter and (truly) believe,- verily thy Lord is thereafter Oft-Forgiving, Most Merciful. و آنان که مرتکب بدی‌ها شدند، سپس بعد از آن توبه کردند، وایمان آوردند [امیدوار باشند که] یقینا پروردگارت پس از آن [توبه وایمان] بسیار آمرزنده و مهربان است.///و آنان که مرتکب بدی‌ها شدند، سپس بعد از آن توبه کردند، وایمان آوردند [امیدوار باشند که] یقینا پروردگارت پس از آن [توبه وایمان] بسیار آمرزنده و مهربان است.///آنان که مرتکب کارهاى بد شدند، آنگاه توبه کردند و ایمان آوردند، بدانند که پروردگار تو پس از توبه، آمرزنده و مهربان است.///و کسانى که کارهاى بد کردند و پس از آن توبه آوردند و مؤمن شدند، قطعا پروردگار تو از پى آن آمرزنده و مهربان است///و [لى‌] کسانى که مرتکب گناهان شدند، آنگاه توبه کردند و ایمان آوردند، قطعا پروردگار تو پس از آن آمرزنده مهربان خواهد بود.///و آنها که گناه کنند و بعد از آن توبه نمایند و ایمان آورند، [امید عفو او را دارند، زیرا] پروردگار تو در پى آن آمرزنده و مهربان است.///و آنان که مرتکب عمل زشت شدند و پس از آن عمل بد توبه کردند و (به اخلاص) ایمان آوردند، خدای تو بر آنها بعد از توبه، به یقین بخشنده و مهربان است.///و کسانی که دست به ناشایستیها زده‌اند، سپس توبه کرده‌اند و ایمان آورده‌اند، بی‌گمان پروردگارت پس از آن آمرزگار مهربان است‌///و آنها که گناه کردند، و بعد از آن توبه نمودند و ایمان آوردند، (امید عفو او را دارند؛ زیرا) پروردگار تو، در پی این کار، آمرزنده و مهربان است.///و آنان که بدیها کرده‌اند پس توبه کردند از آن پس و ایمان آوردند همانا پروردگار تو است پس از آن آمرزنده مهربان‌///و کسانی که مرتکب گناهان شدند، سپس بعد از آن توبه کردند و ایمان آوردند، همواره پروردگارت پس از آن بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa When the anger of Moses was appeased, he took up the tablets: in the writing thereon was guidance and Mercy for such as fear their Lord. وهنگامی که خشم موسی فرو نشست، الواح را برگرفت، و در نوشته هایش برای کسانی که از [مخالفت بافرمان‌های] پروردگارشان می‌ترسند، هدایت ورحمت بود.///وهنگامی که خشم موسی فرو نشست، الواح را برگرفت، و در نوشته هایش برای کسانی که از [مخالفت بافرمان‌های] پروردگارشان می‌ترسند، هدایت ورحمت بود.///چون خشم موسى فرو نشست، الواح را برگرفت. و در نوشته‌هاى آن، براى آنهایى که از پروردگارشان بیمناکند، هدایت و رحمت بود.///و چون خشم موسى فرو نشست، الواح را برداشت، و در نوشته‌هاى آن براى خدا ترسان هدایت و رحمتى بود///و چون خشم موسى فرو نشست، الواح را برگرفت، و در رونویس آن، براى کسانى که از پروردگارشان بیمناک بودند، هدایت و رحمتى بود.///و هنگامى که خشم موسى فرو نشست، الواح [تورات] را برگرفت. و در نوشته‌هاى آن هدایت و رحمت بود براى آنها که از پروردگار خویش مى‌ترسند [و از مخالفت فرمانش بیم دارند].///و چون غضب موسی فرو نشست الواح تورات را بر گرفت، و در صحیفه آن تورات هدایت و رحمت الهی بود بر آن گروهی که از (قهر) خدای خود می‌ترسند.///و چون خشم موسی خاموش شد، الواح را برگرفت، و در نسخه آن برای خداترسان رهنمود و رحمت بود///هنگامی که خشم موسی فرو نشست؛ الواح (تورات) را برگرفت؛ و در نوشته‌های آن، هدایت و رحمت برای کسانی بود که از پروردگار خویش می‌ترسند (و از مخالفت فرمانش بیم دارند).///و هنگامی که فرونشست از موسی خشم بگرفت الواح را و در نسخه آنها هدایت و رحمتی است برای آنان که از پروردگار خویشند هراسان‌///و چون خشم از موسی فرو نشست، الواح را برگرفت، حال آنکه در نوشته‌ی آن - برای کسانی که برای پروردگارشان با اضطراب هراسانند- هدایت و رحمتی بود. quran_en_fa And Moses chose seventy of his people for Our place of meeting: when they were seized with violent quaking, he prayed: "O my Lord! if it had been Thy will Thou couldst have destroyed, long before, both them and me: wouldst Thou destroy us for the deeds of the foolish ones among us? this is no more than Thy trial: by it Thou causest whom Thou wilt to stray, and Thou leadest whom Thou wilt into the right path. Thou art our Protector: so forgive us and give us Thy mercy; for Thou art the best of those who forgive. موسی از میان قومش هفتاد مرد را برای میعادگاه ما بر گزید؛ پس هنگامی که [به سبب درخواست نابجایشان] آن زلزله شدید نابود کننده، آنان را فرا گرفت، گفت: پروردگارا! اگر می‌خواستی می‌توانستی همه آنان و مرا پیش از این هلاک کنی [ای کاش پیش از این هلاک می‌کردی تا بنی اسرائیل گمان نکنند که مرا در این حادثه توطئه و مکری بوده] آیا ما را به خاطر گناهی که سبک مغزانمان مرتکب شدند، هلاک می‌کنی؟ این [حادثه] چیزی جز آزمایش تو نیست، هر که را بخواهی [به آزمایشت] گمراه می‌کنی، و هر که را بخواهی هدایت می‌نمایی، تو سرپرست و یاور مایی، ما را بیامرز و به ما رحم کن که تو بهترین آمرزندگانی.///موسی از میان قومش هفتاد مرد را برای میعادگاه ما بر گزید؛ پس هنگامی که [به سبب درخواست نابجایشان] آن زلزله شدید نابود کننده، آنان را فرا گرفت، گفت: پروردگارا! اگر می‌خواستی می‌توانستی همه آنان و مرا پیش از این هلاک کنی [ای کاش پیش از این هلاک می‌کردی تا بنی اسرائیل گمان نکنند که مرا در این حادثه توطئه و مکری بوده] آیا ما را به خاطر گناهی که سبک مغزانمان مرتکب شدند، هلاک می‌کنی؟ این [حادثه] چیزی جز آزمایش تو نیست، هر که را بخواهی [به آزمایشت] گمراه می‌کنی، و هر که را بخواهی هدایت می‌نمایی، تو سرپرست و یاور مایی، ما را بیامرز و به ما رحم کن که تو بهترین آمرزندگانی.///موسى براى وعده گاه ما از میان قومش هفتاد مرد را برگزید. چون زلزله آنها را فرو گرفت، گفت: اى پروردگار من، اگر مى‌خواستى ایشان را و مرا پیش از این هلاک مى‌کردى. آیا به خاطر اعمالى که بیخردان ما انجام داده‌اند ما را به هلاکت مى‌رسانى؟ واین جز امتحان تو نیست. هر کس را بخواهى بدان گمراه مى‌کنى و هر کس را بخواهى هدایت. تو یاور ما هستى، ما را بیامرز و بر ما ببخشاى که تو بهترین آمرزندگانى.///و موسى از میان قوم خود هفتاد مرد براى وعده‌گاه ما برگزید، و چون زلزله آنها را گرفت، گفت: پروردگارا! اگر مى‌خواستى آنها و مرا پیش از این هلاک مى‌کردى. آیا ما را به خاطر آنچه سفیهان ما کرده‌اند هلاک مى‌کنى؟ این جز امتحان تو نیست هر که را خواهى بدان گم///و موسى از میان قوم خود هفتاد مرد براى میعاد ما برگزید، و چون زلزله، آنان را فرو گرفت، گفت: «پروردگارا، اگر مى‌خواستى، آنان را و مرا پیش از این هلاک مى‌ساختى. آیا ما را به [سزاى‌] آنچه کم‌خردان ما کرده‌اند هلاک مى‌کنى؟ این جز آزمایش تو نیست؛ هر که را بخواهى به وسیله آن گمراه و هر که را بخواهى هدایت مى‌کنى؛ تو سرور مایى؛ پس ما را بیامرز و به ما رحم کن، و تو بهترین آمرزندگانى.»///و موسى از قوم خود هفتاد تن از مردان را براى میعادگاه ما برگزید. هنگامى که زمین‌لرزه آنها را فرا گرفت [و هلاک شدند]، گفت: پروردگارا! اگر مى‌خواستى، مى‌توانستى آنها و مرا پیش از این نیز هلاک کنى. آیا ما را به آنچه سفیهانمان انجام داده‌اند، [مجازات و] هلاک مى‌سازى؟ این، جز آزمایش تو، چیز دیگری نیست، که هر کس را بخواهى [و سزاوار بدانى]، گمراه مى‌سازى، و هر کس را بخواهى [و شایسته ببینى]، هدایت مى‌کنى. تو ولى مایى! ما را بیامرز و بر ما رحم کن! و تو بهترین آمرزندگانى.///و موسی هفتاد مرد از قوم خود برای وعده‌گاه ما انتخاب کرد، پس چون لرزشی سخت (به جرم درخواست دیدن خدا به چشم) آنها را در گرفت، موسی گفت: پروردگارا، اگر مشیت نافذت تعلق گرفته بود که همه آنها و مرا هلاک کنی (کاش) پیشتر (از این وعده) می‌کردی، آیا ما را به فعل سفیهان ما هلاک خواهی کرد؟ این کار جز فتنه و امتحان تو نیست، که به این امتحان هر که را خواهی گمراه و هرکه را خواهی هدایت می‌کنی، تویی مولای ما، پس بر ما ببخش و ترحم کن، که تویی بهترین آمرزندگان.///و موسی از میان قومش هفتاد مرد را برای میعاد ما برگزید [که درخواست رؤیت الهی را داشتند] آنگاه چون به زلزله گرفتار شدند، موسی گفت پروردگارا اگر می‌خواستی ایشان و مرا پیشاپیش هلاک می‌کردی آیا ما را به خاطر آنچه کم‌خردان ما کردند نابود می‌کنی؟ این جز آزمون تو نیست که هر کس را که بخواهی به آن گمراه و هر کس را که بخواهی به آن هدایت می‌کنی، تو سرور مایی، پس ما را بیامرز و بر ما رحمت آور و تو بهترین آمرزشگرانی‌///موسی از قوم خود، هفتاد تن از مردان را برای میعادگاه ما برگزید؛ و هنگامی که زمین‌لرزه آنها را فرا گرفت (و هلاک شدند)، گفت: «پروردگارا! اگر می‌خواستی، می‌توانستی آنها و مرا پیش از این نیز هلاک کنی! آیا ما را به آنچه سفیهانمان انجام داده‌اند، (مجازات و) هلاک می‌کنی؟! این، جز آزمایش تو، چیز دیگر نیست؛ که هر کس را بخواهی (و مستحق بدانی)، به وسیله آن گمراه می‌سازی؛ و هر کس را بخواهی (و شایسته ببینی)، هدایت می‌کنی! تو ولی مایی، و ما را بیامرز، بر ما رحم کن، و تو بهترین آمرزندگانی!///و برگزید موسی قومش را هفتاد مرد برای وعده‌گاه ما و هنگامی که بگرفتشان لرزش گفت پروردگارا اگر می‌خواستی نابود می‌کردی ایشان را و مرا از پیش آیا ما را نابود کنی بدانچه بی‌خردان از ما کردند نیست این جز فتنه تو (آزمایش تو) گمراه کنی بدان هر که را خواهی و هدایت کنی هر که خواهی توئی سرپرست ما پس بیامرز ما را و رحم کن بر ما و توئی بهترین آمرزندگان‌///و موسی از گروه خود هفتاد مرد برای میقات ما برگزید. پس چون آن زلزله (‌ی جان‌فرسا) آنان را در گرفت، گفت: «پروردگارم! اگر می‌خواستی، آنان را پیش از این و مرا (نیز) هلاک می‌ساختی. آیا ما را به آنچه کم‌خردان ما کرده‌اند هلاک می‌کنی‌؟ این جز آزمایش آتشین تو نیست. هر که را بخواهی با آن گمراه می‌کنی و هر که را بخواهی هدایت می‌فرمایی. تو سرور مایی، پس برایمان بپوشان و به ما رحم کن و تو بهترین پوشندگانی.» quran_en_fa "And ordain for us that which is good, in this life and in the Hereafter: for we have turned unto Thee." He said: "With My punishment I visit whom I will; but My mercy extendeth to all things. That (mercy) I shall ordain for those who do right, and practise regular charity, and those who believe in Our signs;- و برای ما در این دنیا و آخرت، نیکی مقرر کن که ما به سوی تو بازگشته‌ایم. خدا فرمود: عذابم را به هر کس بخواهم می‌رسانم و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است، پس به زودی آن را برای کسانی که [از شرک، کفر، بت پرستی و ارتداد] می‌پرهیزند و زکات می‌پردازند و به آیاتم ایمان می‌آورند، مقرر و لازم می‌دارم.///و برای ما در این دنیا و آخرت، نیکی مقرر کن که ما به سوی تو بازگشته‌ایم. خدا فرمود: عذابم را به هر کس بخواهم می‌رسانم و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است، پس به زودی آن را برای کسانی که [از شرک، کفر، بت پرستی و ارتداد] می‌پرهیزند و زکات می‌پردازند و به آیاتم ایمان می‌آورند، مقرر و لازم می‌دارم.///براى ما در دنیا و آخرت نیکى بنویس. ما به سوى تو بازگشته‌ایم گفت: عذاب خود را به هر کس که بخواهم مى‌رسانم و رحمت من همه چیز را دربرمى‌گیرد. آن را براى کسانى که پرهیزگارى مى‌کنند و زکات مى‌دهند و به آیات ما ایمان مى‌آورند مقرر خواهم داشت.///و در این دنیا و در آخرت براى ما نیکى بنویس، که ما به تو بازگشته‌ایم. گفت: عذاب خویش را به هر که خواهم مى‌رسانم، و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است. پس به زودى آن را براى کسانى که تقوا پیشه‌اند و زکات مى‌دهند، و کسانى که به آیات ما ایمان دارند، مقرر خو/// «و براى ما در این دنیا نیکى مقرر فرما و در آخرت [نیز]، زیرا که ما به سوى تو بازگشته‌ایم.» فرمود: «عذاب خود را به هر کس بخواهم مى‌رسانم، و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است؛ و به زودى آن را براى کسانى که پرهیزگارى مى‌کنند و زکات مى‌دهند و آنان که به آیات ما ایمان مى‌آورند، مقرر مى‌دارم.»///و براى ما در این دنیا و سراى دیگر، نیکى مقرر دار! چه این که ما به سوى تو بازگشت کرده‌ایم.» [خداوند در برابر این تقاضا، به موسى] گفت: «مجازاتم را به هر کس بخواهم، مى‌رسانم، و رحمتم همه چیز را فراگرفته و آن را براى آنها که پرهیزکارند و زکات را مى‌پردازند و آنها که به آیات ما ایمان مى‌آورند، مقرر خواهم داشت.»///و سرنوشت ما را هم در این دنیا و هم در عالم آخرت نیکویی و ثواب مقدر فرما، که ما به سوی تو بازگشته‌ایم. خدا فرمود: عذابم را به هر که خواهم رسانم، و رحمت من همه موجودات را فرا گرفته و البته آن را برای آنان که راه تقوا پیش گیرند و زکات می‌دهند و به آیات ما می‌گروند حتم و لازم خواهم کرد.///و در این جهان و در آخرت برای ما نیکی بنویس که ما به سوی تو بازگشته‌ایم، فرمود عذاب خود را به هر آن کس که بخواهم می‌رسانم و رحمت من همه‌چیز را فراگیر است، پس برای کسانی که تقوا می‌ورزند و زکات می‌پردازند، و کسانی که به آیات ما ایمان دارند، آن [رحمت‌] را مقرر می‌دارم‌///و برای ما، در این دنیا و سرای دیگر، نیکی مقرر فرما؛ چه اینکه ما به سوی تو بازگشت کرده‌ایم! «(خداوند در برابر این تقاضا، به موسی) گفت:» مجازاتم را به هر کس بخواهم می‌رسانم؛ و رحمتم همه چیز را فراگرفته؛ و آن را برای آنها که تقوا پیشه کنند، و زکات را بپردازند، و آنها که به آیات ما ایمان می‌آورند، مقرر خواهم داشت!///و بنویس برای ما در این دنیا نیکی و در آخرت نیکی همانا هدایت شدیم بسوی تو گفت عذاب من رسانم بدان هر که را خواهم و رحمتم فراگرفته است همه چیز را زود است بنویسمش برای آنان که پرهیزکاری کنند و بدهند آکا را و آنان که به آیتهای ما ایمان آرند///«و برایمان در این (زندگی) دنیا نیکی ثبت و ضبط فرمای و در آخرت (نیز)؛ ما همواره به سوی تو رهنمون شدیم.» فرمود: «عذاب خود را به هر کس بخواهم می‌رسانم و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است. پس به زودی آن را برای کسانی که پرهیزگاری می‌کنند و زکات می‌دهند و آنان که به آیات ما ایمان می‌آورند، می‌نویسم.» quran_en_fa "Those who follow the messenger, the unlettered Prophet, whom they find mentioned in their own (scriptures),- in the law and the Gospel;- for he commands them what is just and forbids them what is evil; he allows them as lawful what is good (and pure) and prohibits them from what is bad (and impure); He releases them from their heavy burdens and from the yokes that are upon them. So it is those who believe in him, honour him, help him, and follow the light which is sent down with him,- it is they who will prosper." همان کسانی که از این رسول و پیامبر «ناخوانده درس» که او را نزد خود [با همه نشانه‌ها و اوصافش] در تورات وانجیل نگاشته می‌یابند، پیروی می‌کنند؛ پیامبری که آنان را به کارهای شایسته فرمان می‌دهد، و از اعمال زشت بازمی دارد، و پاکیزه‌ها را بر آنان حلال می‌نماید، و ناپاک‌ها را بر آنان حرام می‌کند، و بارهای تکالیف سنگین و زنجیره‌ها [ی جهل، بی خبری و بدعت را] که بر دوش عقل وجان آنان است برمی دارد؛ پس کسانی که به او ایمان آوردند و او را [در برابر دشمنان] حمایت کردند و یاریش دادند و از نوری که بر او نازل شده پیروی نمودند، فقط آنان رستگارانند.///همان کسانی که از این رسول و پیامبر «ناخوانده درس» که او را نزد خود [با همه نشانه‌ها و اوصافش] در تورات وانجیل نگاشته می‌یابند، پیروی می‌کنند؛ پیامبری که آنان را به کارهای شایسته فرمان می‌دهد، و از اعمال زشت بازمی دارد، و پاکیزه‌ها را بر آنان حلال می‌نماید، و ناپاک‌ها را بر آنان حرام می‌کند، و بارهای تکالیف سنگین و زنجیره‌ها [ی جهل، بی خبری و بدعت را] که بر دوش عقل وجان آنان است برمی دارد؛ پس کسانی که به او ایمان آوردند و او را [در برابر دشمنان] حمایت کردند و یاریش دادند و از نوری که بر او نازل شده پیروی نمودند، فقط آنان رستگارانند.///آنان که از این رسول، این پیامبر امى که نامش را در تورات و انجیل خود نوشته مى‌یابند، پیروى مى‌کنند-آن که به نیکى فرمانشان مى‌دهد و از ناشایست بازشان مى‌دارد و چیزهاى پاکیزه را بر آنها حلال مى‌کند و چیزهاى ناپاک را حرام و بار گرانشان را از دوششان برمى دارد و بند و زنجیرشان را مى‌گشاید. پس کسانى که به او ایمان آوردند و حرمتش را نگاه داشتند و یاریش کردند و از آن کتاب که بر او نازل کرده‌ایم پیروى کردند، رستگارانند.///همان کسانى که از این رسول، پیامبر درس ناخوانده پیروى مى‌کنند که [وصف‌] او را نزد خویش در تورات و انجیل مکتوب مى‌یابند، که آنها را به کار پسندیده فرمان مى‌دهد و از کار ناپسند منع مى‌کند و پاکیزه‌ها را برایشان حلال و پلیدى‌ها را بر آنان حرام مى‌کند،///همانان که از این فرستاده، پیامبر درس نخوانده -که [نام‌] او را نزد خود، در تورات و انجیل نوشته مى‌یابند- پیروى مى‌کنند؛ [همان پیامبرى که‌] آنان را به کار پسندیده فرمان مى‌دهد، و از کار ناپسند باز مى‌دارد، و براى آنان چیزهاى پاکیزه را حلال و چیزهاى ناپاک را بر ایشان حرام مى‌گرداند، و از [دوش‌] آنان قید و بندهایى را که بر ایشان بوده است برمى‌دارد. پس کسانى که به او ایمان آوردند و بزرگش داشتند و یاریش کردند و نورى را که با او نازل شده است پیروى کردند، آنان همان رستگارانند.///آنها که از فرستاده [خدا]، پیامبر امى پیروى مى‌کنند، کسى که صفاتش را در تورات و انجیلى که نزدشان است، مى‌یابند، و آنها را به معروف دستور مى‌دهد و از منکر باز مى‌دارد، پاکیزه‌ها را براى آنها حلال مى‌شمرد، ناپاک‌ها را تحریم مى‌کند، و بارهاى سنگین و زنجیرهایى را که بر آنها بود، [از دوش و گردنشان] بر مى‌دارد. آنها که به او ایمان آوردند و حمایتش کردند و یاریش نمودند و از نورى که با او نازل شده، پیروى کردند، آنان رستگارانند.///هم آنان که پیروی کنند از آن رسول (ختمی) و پیغمبر امی که در تورات و انجیلی که در دست آنهاست (نام و نشان و اوصاف) او را نگاشته می‌یابند که آنها را امر به هر نیکویی و نهی از هر زشتی خواهد کرد و بر آنان هر طعام پاکیزه و مطبوع را حلال، و هر پلید منفور را حرام می‌گرداند، و احکام پر رنج و مشتقی را که چون زنجیر به گردن خود نهاده‌اند از آنان برمی‌دارد (و دین آسان و موافق فطرت بر خلق می‌آورد). پس آنان که به او گرویدند و از او حرمت و عزت نگاه داشتند و یاری او کردند و نوری را که به او نازل شد پیروی نمودند آن گروه به حقیقت رستگاران عالمند.///کسانی که از فرستاده و پیامبر امی پیروی می‌کنند، که نام [و نشان‌] او را در تورات و انجیل که در نزدشان است، نوشته می‌یابند، [همو] که آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از ناشایستی باز می‌دارد، و پاکیزه‌ها را بر آنان حلال و پلیدها را حرام می‌دارد، و از آنان قید و بندهای [پیمانهای‌] سنگین را که بر آنان مقرر شده بود بر می‌دارد، و کسانی که به او ایمان آورده و او را گرامی داشته و یاری کرده‌اند و از نوری که همراه او نازل شده پیروی می‌کنند، اینان رستگارند///همانها که از فرستاده (خدا)، پیامبر «امی» پیروی می‌کنند؛ پیامبری که صفاتش را، در تورات و انجیلی که نزدشان است، می‌یابند؛ آنها را به معروف دستور می‌دهد، و از منکر باز میدارد؛ اشیار پاکیزه را برای آنها حلال می‌شمرد، و ناپاکیها را تحریم می‌کند؛ و بارهای سنگین، و زنجیرهایی را که بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) بر می‌دارد، پس کسانی که به او ایمان آوردند، و حمایت و یاریش کردند، و از نوری که با او نازل شده پیروی نمودند، آنان رستگارانند.///آنان که پیروی کنند پیمبر فرستاده درس ناخوانده‌ای را که می‌یابندش نوشته نزد ایشان در توراة و انجیل امرشان کند به نیکی و نهیشان کند از بدی و حلال کند برای ایشان پاکها را و حرام کند بر ایشان پلیدها را و بنهد از ایشان بارشان و آن زنجیرهائی را که بر ایشان بوده است پس آنان که ایمان بدو آوردند و ارجمندش (گرامیش) داشتند و یاریش کردند و پیروی کردند روشنائی را که با او فرستاده شده است آنانند رستگاران‌///کسانی که فرستاده‌ی برجسته، پیامبر درس نخوانده را - که (نام) او را نزد خود، در تورات و انجیل نوشته می‌یابند - پیروی می‌کنند، حال آنکه آنان را به کار پسندیده فرمان می‌دهد و از کار ناپسند باز می‌دارد و برایشان چیزهای پاکیزه را حلال و ناپاکیزه‌ها را برایشان حرام می‌گرداند و بار گرانشان را و غل‌هایی که بر (سر و سامان) شان بود از ایشان بر می‌دارد، پس کسانی که بدو ایمان آوردند و بزرگش داشتند و یاریش کردند و نوری را که با او نازل شده است پیروی کردند، ایشان همان رستگارکنندگان (خود و دیگران) اند. quran_en_fa Say: "O men! I am sent unto you all, as the Messenger of Allah, to Whom belongeth the dominion of the heavens and the earth: there is no god but He: it is He That giveth both life and death. So believe in Allah and His Messenger, the Unlettered Prophet, who believeth in Allah and His words: follow him that (so) ye may be guided." بگو: ای مردم! یقینا من فرستاده خدا به سوی همه شمایم؛ خدایی که مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره اوست، جز او معبودی نیست، زنده می‌کند و می‌میراند، پس به خدا و رسول او پیامبر ناخوانده درس که به خدا و تمام سخنان او ایمان دارد، ایمان بیاورید، و از او پیروی کنید تا هدایت یابید.///بگو: ای مردم! یقینا من فرستاده خدا به سوی همه شمایم؛ خدایی که مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره اوست، جز او معبودی نیست، زنده می‌کند و می‌میراند، پس به خدا و رسول او پیامبر ناخوانده درس که به خدا و تمام سخنان او ایمان دارد، ایمان بیاورید، و از او پیروی کنید تا هدایت یابید.///بگو: اى مردم، من فرستاده خدا بر همه شما هستم. آن خدایى که فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست و هیچ خدایى جز او نیست. زنده مى‌کند و مى‌میراند. پس به خدا و رسول او، آن پیامبر امى که به خدا و کلمات او ایمان دارد، ایمان بیاورید و از او پیروى کنید، باشد که هدایت شوید.///بگو: اى مردم! من فرستاده‌ى خدا به سوى همه شما هستم همان که فرمانروایى آسمان‌ها و زمین از آن اوست. هیچ معبودى جز او نیست، زنده مى‌کند و مى‌میراند. پس به خدا و رسول او، آن پیامبر امى که به خدا و کلمات او ایمان دارد، ایمان بیاورید و از او پیروى کنید،///بگو: «اى مردم، من پیامبر خدا به سوى همه شما هستم، همان [خدایى‌] که فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست. هیچ معبودى جز او نیست؛ که زنده مى‌کند و مى‌میراند. پس به خدا و فرستاده او -که پیامبر درس‌نخوانده‌اى است که به خدا و کلمات او ایمان دارد- بگروید و او را پیروى کنید، امید که هدایت شوید.»///بگو: «اى مردم! من فرستاده خدا به سوى همه شما هستم. همان خدایى که حکومت آسمان‌ها و زمین از آن اوست. معبودى جز او نیست. زنده مى‌کند و مى‌میراند. پس ایمان بیاورید به خدا و فرستاده‌اش! آن پیامبر درس ناخوانده‌اى که ایمان به خدا و کلماتش دارد و از او پیروى کنید، تا هدایت یابید.»///(ای رسول ما به خلق) بگو که من بر همه شما جنس بشر رسول خدایم، آن خدایی که فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست، هیچ خدایی جز او نیست که زنده می‌کند و می‌میراند، پس باید ایمان به خدا آرید و هم به رسول او پیغمبر امی (که از هیچ کس جز خدا تعلیم نگرفته) آن پیغمبری که بس به خدا و سخنان او ایمان دارد، و پیرو او شوید، باشد که هدایت یابید.///بگو ای مردم من پیامبر الهی به سوی همه شما هستم، همان [خدایی‌] که فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست، خدایی جز او نیست، که زنده می‌دارد و می‌میراند، پس به خداوند و فرستاده‌اش، پیامبر امی، که به خدا و کلمات او ایمان دارد، ایمان بیاورید، و از او پیروی کنید باشد که هدایت یابید///بگو: «ای مردم! من فرستاده خدا به سوی همه شما هستم؛ همان خدایی که حکومت آسمانها و زمین، از آن اوست؛ معبودی جز او نیست؛ زنده می‌کند و می‌میراند؛ پس ایمان بیاورید به خدا و فرستاده‌اش، آن پیامبر درس نخوانده‌ای که به خدا و کلماتش ایمان دارد؛ و از او پیروی کنید تا هدایت یابید!»///بگو ای مردم منم فرستاده خدا بسوی شما همگی آنچنان خدائی که وی را است پادشاهی آسمانها و زمین نیست خدائی جز او زنده کند و بمیراند پس ایمان آرید به خدا و فرستاده او آن پیمبر درس ناخوانده که ایمان می‌آورد به خدا و سخنان او و پیرویش کنید شاید هدایت یابید///بگو: «هان ای مردمان! من به‌راستی پیامبر خدا سوی همه‌ی شمایم. کسی که فرمانروایی آسمان‌ها و زمین تنها از آن اوست. هیچ معبودی جز او نیست. زنده می‌کند و می‌میراند. پس به خدا و فرستاده‌ی او- پیامبر برجسته و درس ناخوانده‌ای که به خدا و کلمات او ایمان دارد- بگروید و او را پیروی کنید، شاید شما هدایت شوید.» quran_en_fa Of the people of Moses there is a section who guide and do justice in the light of truth. و از قوم موسی گروهی هستند که مردم را با [موازین و روش‌های] حق هدایت می‌کنند و به درستی و راستی داوری می‌نمایند.///و از قوم موسی گروهی هستند که مردم را با [موازین و روش‌های] حق هدایت می‌کنند و به درستی و راستی داوری می‌نمایند.///گروهى از قوم موسى هستند که مردم را به حق راه مى‌نمایند و به عدالت رفتار مى‌کنند.///و از قوم موسى گروهى هستند که به حق هدایت مى‌کنند و به آن حکم مى‌دهند///و از میان قوم موسى جماعتى هستند که به حق راهنمایى مى‌کنند و به حق داورى مى‌نمایند.///و از قوم موسى، گروهى به سوى حق هدایت مى‌کنند و حاکم به حق و عدالتند.///و جماعتی از قوم موسی هستند که به دین حق هدایت کنند و به آن دین حکم و دادگری نمایند.///و از قوم موسی گروهی هستند که به حق راه می‌نمایند و به حق داد می‌دهند///و از قوم موسی، گروهی هستند که به سوی حق هدایت می‌کنند؛ و به حق و عدالت حکم می‌نمایند.///و از قوم موسی امتی است که هدایت کنند به حق و بدان دادگری کنند///و از (میان) قوم موسی گروهی هستند که به حق (مردمان را) راهنمایی می‌کنند و به عدالت، داوری می‌نمایند. quran_en_fa We divided them into twelve tribes or nations. We directed Moses by inspiration, when his (thirsty) people asked him for water: "Strike the rock with thy staff": out of it there gushed forth twelve springs: Each group knew its own place for water. We gave them the shade of clouds, and sent down to them manna and quails, (saying): "Eat of the good things We have provided for you": (but they rebelled); to Us they did no harm, but they harmed their own souls. و ما بنی اسرائیل را به دوازده قبیله که هر یک امتی بودند، تقسیم کردیم، و به موسی هنگامی که قومش از او درخواست آب کردند، وحی نمودیم که عصایت را بر این سنگ بزن؛ در نتیجه دوازده چشمه از آن جوشید؛ هر گروهی چشمه ویژه خود را شناخت؛ و ابر را بر سر آنان سایبان قرار دادیم، و برای آنان من و سلوی [یعنی ترنجبین و مرغی مخصوص] نازل کردیم [و به آنان گفتیم:] از روزی‌های پاکیزه‌ای که به شما دادیم، بخورید. و [آنان با سرپیچی از فرمان‌های ما] بر ما ستم نکردند، ولی همواره بر خود ستم می‌ورزیدند.///و ما بنی اسرائیل را به دوازده قبیله که هر یک امتی بودند، تقسیم کردیم، و به موسی هنگامی که قومش از او درخواست آب کردند، وحی نمودیم که عصایت را بر این سنگ بزن؛ در نتیجه دوازده چشمه از آن جوشید؛ هر گروهی چشمه ویژه خود را شناخت؛ و ابر را بر سر آنان سایبان قرار دادیم، و برای آنان من و سلوی [یعنی ترنجبین و مرغی مخصوص] نازل کردیم [و به آنان گفتیم:] از روزی‌های پاکیزه‌ای که به شما دادیم، بخورید. و [آنان با سرپیچی از فرمان‌های ما] بر ما ستم نکردند، ولی همواره بر خود ستم می‌ورزیدند.///بنى‌اسرائیل را به دوازده سبط تقسیم کردیم. و چون قوم موسى از او آب خواستند به او وحى کردیم که عصایت را بر سنگ بزن. از آن سنگ دوازده چشمه روان شد. و هر گروه آبشخور خویش را بشناخت. و ابر را سایبانشان ساختیم و برایشان من و سلوى نازل کردیم. بخورید از این چیزهاى پاکیزه که بر شما روزى داده‌ایم. و آنان به ما ستم نکردند بلکه به خودشان ستم مى‌کردند.///و آنان را به دوازده عشیره که هر یک شاخه‌اى بود تقسیم کردیم، و به موسى آن‌گاه که قومش از او آب خواستند وحى کردیم که با عصایت به سنگ بزن. آن‌گاه از آن دوازده چشمه جوشید که هر گروهى آبخور خویش را بشناخت و ابر را سایبانشان نمودیم و برایشان من و سلوى نا///و آنان را به دوازده عشیره که هر یک امتى بودند تقسیم کردیم، و به موسى -وقتى قومش از او آب خواستند- وحى کردیم که با عصایت بر آن تخته سنگ بزن. پس، از آن، دوازده چشمه جوشید. هر گروهى آبشخور خود را بشناخت؛ و ابر را بر فراز آنان سایبان کردیم، و گزانگبین و بلدرچین بر ایشان فرو فرستادیم. از چیزهاى پاکیزه‌اى که روزیتان کرده‌ایم بخورید. و بر ما ستم نکردند، لیکن بر خودشان ستم مى‌کردند.///و آنها را به دوازده گروه که هر یک شاخه‌اى [از دودمان یعقوب] بودند، تقسیم کردیم. و هنگامى که موسى تقاضاى آب [براى قوم تشنه‌کامش در بیابان] کرد، به او وحى فرستادیم که عصاى خود را بر سنگ بزن! ناگهان دوازده چشمه از آن بیرون ریخت؛ آن چنان که هر گروه، چشمه خود را مى‌شناختند. و ابر را بر سر آنها سایبان ساختیم و بر آنها من و سلوى فرستادیم [و به آنان گفتیم:] از روزی‌هاى پاکیزه که به شما داده‌ایم، بخورید [و سپاس خدا را به جا آورید؛ ولى آنها نافرمانى و ستم کردند]؛ اما به ما ستم نکردند، به خودشان ستم نمودند.///و قوم موسی را به دوازده سبط منشعب کردیم که هر سبطی طایفه‌ای باشند. و چون امت موسی (در آن بیابان بی‌آب) از او آب طلبیدند به موسی وحی کردیم که عصای خود را بر سنگ زن، پس دوازده چشمه آب از آن سنگ جوشید و جاری شد، هر قبیله آبشخور خود را دانستند. و ما به واسطه ابر بر سر آنها سایه افکندیم و نیز بر آنها من و سلوی (مرغ و ترنجبین) فرستادیم (تا تغذیه کنند، و گفتیم) از لذیذ و پاکیزه قوتی که روزیتان کردیم تناول کنید. و آنها نه بر ما بلکه بر خویش ستم می‌کردند.///و ایشان را به دوازده سبط و امت تقسیم کردیم، و چون قوم موسی از او آب خواستند به او وحی کردیم که با عصایت به سنگ بزن، آنگاه از آن دوازده چشمه شکافت، و هر گروهی [از اسباط] آبشخور خود را شناختند و ابر را سایبانشان گرداندیم و برایشان من و سلوی فرو فرستادیم [و گفتیم‌] از روزی پاکیزه‌ای که به شما بخشیده‌ایم بخورید و بر ما ستم نکردند، بلکه بر خویشتن ستم کردند///ما آنها را به دوازده گروه -که هر یک شاخه‌ای (از دودمان اسرائیل) بود - تقسیم کردیم. و هنگامی که قوم موسی (در بیابان) از او تقاضای آب کردند، به او وحی فرستادیم که: «عصای خود را بر سنگ بزن!» ناگهان دوازده چشمه از آن بیرون جست؛ آنچنان که هر گروه، چشمه و آبشخور خود را می‌شناخت. و ابر را بر سر آنها سایبان ساختیم؛ و بر آنها «من» و «سلوی» فرستادیم؛ (و به آنان گفتیم:) از روزیهای پاکیزه‌ای که به شما داده‌ایم، بخورید! (و شکر خدا را بجا آورید! آنها نافرمانی و ستم کردند؛ ولی) به ما ستم نکردند، لکن به خودشان ستم می‌نمودند.///و بخش کردیم آنان را دوازده سبط (نبیره‌گان) امتهائی و وحی نمودیم به موسی هنگامی که آب از او خواستند قومش که بنواز عصای خویش را به سنگ پس برجهید از آن دوازده چشمه دانستند هر مردمی آبشخور خود را و سایه افکندیم بر ایشان با ابر و فرود آوردیم بر ایشان من و سلوی (نان و مرغ بریان) بخورید از پاکهای آنچه به شما روزی دادیم و ستم نکردند بر ما و لیکن بودند خویشتن را ستم‌کنندگان‌///و آنان را به دوازده نواده - که هر یک امتی بودند - از یکدیگر جدا ساختیم و به موسی - چون قومش از او آب خواستند - وحی کردیم که: «با عصایت به سنگ بزن.» پس، از آن دوازده چشمه جستن گرفت (و) هر گروهی آبشخور خود را همی شناخت. و ابر را بر فرازشان سایبان کردیم و گزانگبین و آرامش را برایشان فروفرستادیم (و گفتیم:) «از چیزهای پاکیزه‌ای که روزیتان کرده‌ایم بخورید.» و بر ما ستم نکردند، ولی بر خودهاشان ستم می‌کرده‌اند. quran_en_fa And remember it was said to them: "Dwell in this town and eat therein as ye wish, but say the word of humility and enter the gate in a posture of humility: We shall forgive you your faults; We shall increase (the portion of) those who do good." و [یاد کنید] هنگامی را که به بنی اسرائیل گفته شد: در این شهر [بیت المقدس] سکونت گزینید، و از هر جا که خواستید [ازمیوه و محصولاتش] بخورید، و بگویید: [خدایا! خواسته ما] ریزش گناهان است. و از دروازه [شهر یا در معبد] فروتنانه و سجده کنان درآیید، تا گناهانتان را بیامرزم، قطعا [پاداش] نیکوکاران را بیفزایم.///و [یاد کنید] هنگامی را که به بنی اسرائیل گفته شد: در این شهر [بیت المقدس] سکونت گزینید، و از هر جا که خواستید [ازمیوه و محصولاتش] بخورید، و بگویید: [خدایا! خواسته ما] ریزش گناهان است. و از دروازه [شهر یا در معبد] فروتنانه و سجده کنان درآیید، تا گناهانتان را بیامرزم، قطعا [پاداش] نیکوکاران را بیفزایم.///و به آنان گفته شد که در این قریه سکونت کنید و هر جا هر چه خواهید بخورید و بگویید که گناهان ما را بریز و سجده‌کنان از دروازه داخل شوید، تا گناهانتان را بیامرزیم. به پاداش نیکوکاران خواهیم افزود.///و آن‌گاه که به ایشان گفته شد: در این شهر مسکن گزینید و در هر جا از آن خواستید بخورید و بگویید: [بار الها!] گناهان ما را فرو ریز، و از این دروازه فروتنانه وارد شوید تا گناهانتان را بیامرزیم و البته به پاداش نیکوکاران خواهیم افزود///و [یاد کن‌] هنگامى را که بدیشان گفته شد: «در این شهر سکونت گزینید، و از آن -هر جا که خواستید- بخورید، و بگویید: [خداوندا،] گناهان ما را فرو ریز. و سجده‌کنان از دروازه [شهر] درآیید، تا گناهان شما را بر شما ببخشاییم [و] به زودى بر [اجر] نیکوکاران بیفزاییم.»///و [به خاطر بیاورید] هنگامى را که به آنها گفته شد: «در این قریه [بیت‌المقدس] ساکن شوید و از هر جا [و به هر کیفیت] بخواهید، از آن بخورید [و بهره گیرید] و بگویید: خداوندا! گناهان ما را بریز! و از در [بیت‌المقدس] با تواضع وارد شوید.» اگر چنین کنید گناهان شما را مى‌بخشیم و نیکوکاران را پاداش بیشتر خواهیم داد.///و چون به قوم موسی امر شد که در این شهر (بیت المقدس) مسکن کنید و از هر چه خواستید از طعامهای این شهر تناول کنید و در دعا بگویید که پروردگارا، گناهان ما را بریز، و به این در به تواضع و سجده درآیید تا از خطاهای شما درگذریم، که ما نیکوکاران را فزون‌تر احسان می‌کنیم.///چنین بود که به ایشان گفته شد در این شهر سکنا کنید و هرگونه که خواستید [از نعمتهای آن‌] بخورید و [برای عذرخواهی‌] حطه بگویید و از آن دروازه فروتنانه وارد شوید تا گناهان شما را ببخشیم و پاداش نیکوکاران را خواهیم افزود///و (به خاطر بیاورید) هنگامی را که به آنها گفته شد: «در این شهر [= بیت المقدس] ساکن شوید، و از هر جا (و به هر کیفیت) بخواهید، از آن بخورید (و بهره گیرید)! و بگویید: خداوندا! گناهان ما را بریز! و از در (بیت المقدس) با تواضع وارد شوید! که اگر چنین کنید، گناهان شما را می‌بخشم؛ و نیکوکاران را پاداش بیشتر خواهیم داد.»///و هنگامی که گفته شد بدیشان سکونت کنید در این شهر و بخورید از آن هرجا خواهید و بگوئید حطه (کاهشی) و درآئید در را سجده‌کنان می‌آمرزیم برای شما گناهان شما را و بزودی فزونی دهیم به نکوکاران‌///و چون بدیشان گفته شد: «در این مجتمع سکونت گزینید و از آن - هرگونه و (از) هرجا خواستید - بخورید و بگویید «پروردگارمان! گناهان ما را فرو ریز،» و سجده‌کنان از دروازه‌ (ی شهر) در آیید، تا گناهانتان را برایتان بپوشانیم. به زودی نیکوکاران را (پاداشی) افزون می‌دهیم.» quran_en_fa But the transgressors among them changed the word from that which had been given them so we sent on them a plague from heaven. For that they repeatedly transgressed. پس ستمکاران از آنان، سخنی را که [بیرون دروازه شهر] به آنان گفته شده بود [پس از ورود به شهر] به سخنی دیگر تبدیل کردند، [به جای درخواست ریزش گناهان درخواست امور مادی نمودند] نهایتا به کیفر ستمی که همواره مرتکب می‌شدند، عذابی از آسمان بر آنان فرستادیم.///پس ستمکاران از آنان، سخنی را که [بیرون دروازه شهر] به آنان گفته شده بود [پس از ورود به شهر] به سخنی دیگر تبدیل کردند، [به جای درخواست ریزش گناهان درخواست امور مادی نمودند] نهایتا به کیفر ستمی که همواره مرتکب می‌شدند، عذابی از آسمان بر آنان فرستادیم.///از میان آنان، آن گروه که بر خود ستم کرده بودند سخنى را که به آنها گفته شده بود دیگر کردند. پس به کیفر ستمى که مى‌کردند برایشان از آسمان عذاب فرستادیم.///پس کسانى از آنها که ستم کردند، سخن را به غیر آنچه که به آنها گفته شده بود تغییر دادند. پس ما به سزاى آن ستم‌ها که مى‌کردند، از آسمان عذابى برایشان فرستادیم///پس، کسانى از آنان که ستم کردند، سخنى را که به ایشان گفته شده بود به سخن دیگرى تبدیل کردند. پس به سزاى آنکه ستم مى‌ورزیدند، عذابى از آسمان بر آنان فرو فرستادیم.///اما کسانى از آنها که ظلم و ستم [بر خویشتن] کردند، این سخن [و آن برنامه‌ها] را دگرگون ساختند و غیر از آنچه به آنها گفته شده بود، انجام دادند؛ لذا به خاطر ستمى که روا داشتند، بلایى از آسمان بر آنها فرستادیم [و مجازاتشان کردیم].///آن گاه ستمکاران آنها این امر و گفتاری را که به آنها گفته شده بود به گفتار دیگری تبدیل کردند، ما هم به کیفر مخالفت و ستمکاری بر آنها از آسمان عذابی سخت فرود آوردیم.///آنگاه ستمکارانشان سخن را به چیزی جز آنچه به آنان گفته شده بود، تبدیل کردند، سپس بر سر آنان به کیفر ستمکاریشان عذابی از آسمان فرو فرستادیم‌///اما ستمگران آنها، این سخن (و آن فرمانها) را، بغیر آنچه به آنها گفته شده بود، تغییر دادند؛ از این‌رو بخاطر ستمی که روا میداشتند، بلایی از آسمان بر آنها فرستادیم (و مجازاتشان کردیم).///پس تبدیل کردند آنان که ستم کردند از ایشان سخن را بجز آنچه بدیشان گفته شد پس فرستادیم بر ایشان چرکی را از آسمان بدانچه بودند ستم می‌کردند///پس، کسانی از آنان که ستم کردند، سخنی را که به ایشان گفته شده بود به سخنی مغایر با آن تبدیل کردند. پس به سزای آنکه ستم می‌نموده‌اند، عذابی اضطراب‌آمیز از آسمان بر آنان فرو فرستادیم. quran_en_fa Ask them concerning the town standing close by the sea. Behold! they transgressed in the matter of the Sabbath. For on the day of their Sabbath their fish did come to them, openly holding up their heads, but on the day they had no Sabbath, they came not: thus did We make a trial of them, for they were given to transgression. از آنان سرگذشت شهری را که در ساحل دریا بود بپرس، هنگامی که [اهلش] در [روز تعطیلی] شنبه [از حکم خدا] تجاوز می‌کردند؛ به این صورت که روز [تعطیلی] شنبه ماهی هایشان [به اراده خدا از اعماق آب به سوی ساحل می‌آمدند و] به روی آب آشکار می‌شدند و غیر شنبه‌ها نمی‌آمدند [وآنان بر خلاف حکم خدا در تعطیلی شنبه به صید می‌پرداختند؛] این گونه آنان را در برابر نافرمانی و فسقی که همواره داشتند، آزمایش می‌کردیم.///از آنان سرگذشت شهری را که در ساحل دریا بود بپرس، هنگامی که [اهلش] در [روز تعطیلی] شنبه [از حکم خدا] تجاوز می‌کردند؛ به این صورت که روز [تعطیلی] شنبه ماهی هایشان [به اراده خدا از اعماق آب به سوی ساحل می‌آمدند و] به روی آب آشکار می‌شدند و غیر شنبه‌ها نمی‌آمدند [وآنان بر خلاف حکم خدا در تعطیلی شنبه به صید می‌پرداختند؛] این گونه آنان را در برابر نافرمانی و فسقی که همواره داشتند، آزمایش می‌کردیم.///درباره آن قریه نزدیک به دریا از ایشان بپرس. آنگاه که در روز شنبه سنت مى‌شکستند. زیرا در روزى که شنبه مى‌کردند ماهیان آشکار بر روى آب مى‌آمدند و روزى که شنبه نمى‌کردند نمى‌آمدند. اینان را که مردمى نافرمان بودند اینچنین مى‌آزمودیم.///و از آنها در باره‌ى [ساکنان‌] شهرى که در ساحل دریا بود سؤال کن، آنگاه که در روز شنبه سنت مى‌شکستند چون روز شنبه ماهیان آنها روى آب ظاهر مى‌شدند و روزهاى غیر شنبه به طرف آنها نمى‌آمدند. بدین‌سان ما آنان را به خاطر آن که نافرمانى مى‌کردند آزمایش و گرف///و از اهالى آن شهرى که کنار دریا بود، از ایشان جویا شو: آنگاه که به [حکم‌] روز شنبه تجاوز مى‌کردند؛ آنگاه که روز شنبه آنان، ماهیهایشان روى آب مى‌آمدند، و روزهاى غیر شنبه به سوى آنان نمى‌آمدند. این گونه ما آنان را به سبب آنکه نافرمانى مى‌کردند، مى‌آزمودیم.///و از آنها درباره‌ی [سرگذشت] شهرى که در ساحل دریا بود، سؤال کن. و [به خاطر بیاور] هنگامى را که آنها در روز شنبه، [در برابر قانون خدا] تجاوز [و طغیان] مى‌کردند. همان هنگام که ماهیانشان روز شنبه [که روز تعطیل و استراحتشان بود،] آشکار مى‌شدند؛ اما در غیر روز شنبه به سراغ آنها نمى‌آمدند. این­گونه آنها را به چیزى آزمایش کردیم که در برابر آن نافرمانى مى‌کردند.///و (ای رسول ما) بنی اسرائیل را از آن قریه که در ساحل دریا بود (ده ایله و مدین) بازپرس آن گاه که از حکم (تعطیل روز) شنبه تجاوز کردند، آن‌گاه که (برای امتحان) به روز شنبه ماهیان در مشارع پیرامون دریا پدیدار شده و در غیر آن روز اصلا پدید نمی‌آمدند. بدین گونه ما آنان را به سبب فسق و نافرمانی آزمایش می‌کردیم.///و از ایشان درباره [اهالی‌] شهری که در کنار دریا بود بپرس که در روز شنبه که باید حرمت [سبت‌] را نگه می‌داشتند، بر ایشان ماهیهایشان [بر روی آب‌] پدیدار می‌آمد، تجاوز می‌کردند [و حرمت سبت را می‌شکستند] و [بر عکس‌] روزی که سبت نمی‌داشتند برایشان [ماهی بر روی آب‌] نمی‌آمد بدین‌سان ایشان را به نافرمانیشان می‌آزماییم‌///و از آنها درباره (سرگذشت) شهری که در ساحل دریا بود بپرس! زمانی که آنها در روزهای شنبه، تجاوز (و نافرمانی) خدا می‌کردند؛ همان هنگام که ماهیانشان، روز شنبه (که روز تعطیل و استراحت و عبادت بود، بر سطح آب،) آشکار می‌شدند؛ اما در غیر روز شنبه، به سراغ آنها نمی‌آمدند؛ این چنین آنها را به چیزی آزمایش کردیم که نافرمانی می‌کردند!///و بپرسشان از شهری که کنار دریا بود گاهی که تجاوز می‌کردند در روز شنبه چرا که می‌آمدشان ماهیهاشان روز شنبه ایشان بر روی آب و روزی که جز شنبه بود نمی‌آمدندشان بدینگونه آزمودیمشان بدانچه بودند نافرمانی می‌کردند///و درباره‌ی اهالی مجتمعی که کنار دریا بودند، از ایشان بپرس چون در روز شنبه تجاوز می‌کردند؛ آن‌گاه که روز شنبه‌ی آنان، ماهیانشان بسیار و نمایان روی آب می‌آمدند، و روزهای غیر شنبه سویشان نمی‌آمدند. این‌گونه ما آنان را به سبب آنکه نافرمانی می‌کرده‌اند، می‌آزمودیم. quran_en_fa When some of them said: "Why do ye preach to a people whom Allah will destroy or visit with a terrible punishment?"- said the preachers:" To discharge our duty to your Lord, and perchance they may fear Him." و گروهی از بنی اسرائیل [که در برابر بد کاری‌های دیگران ساکت بودند، به پند دهندگان خیرخواه و دلسوز] گفتند: چرا گروهی را که خداهلاک کننده آنان یا عذاب کننده آنان به عذابی سخت است، پند می‌دهید؟ [پند دادن شما کاری نابجاست.] گفتند: برای اینکه در پیشگاه پروردگارمان [نسبت به رفع مسؤولیت خود] حجت و عذر داشته باشیم و شاید آنان [از گناهانشان] بپرهیزند.///و گروهی از بنی اسرائیل [که در برابر بد کاری‌های دیگران ساکت بودند، به پند دهندگان خیرخواه و دلسوز] گفتند: چرا گروهی را که خداهلاک کننده آنان یا عذاب کننده آنان به عذابی سخت است، پند می‌دهید؟ [پند دادن شما کاری نابجاست.] گفتند: برای اینکه در پیشگاه پروردگارمان [نسبت به رفع مسؤولیت خود] حجت و عذر داشته باشیم و شاید آنان [از گناهانشان] بپرهیزند.///و آنگاه که گروهى از ایشان گفتند: چرا قومى را پند مى‌دهید که خدا هلاکشان خواهد کرد و به عذابى دردناک مبتلا خواهد ساخت؟ گفتند: تا ما را نزد پروردگارتان عذرى باشد. و باشد که پرهیزگار شوند.///و آنگاه که گروهى از ایشان [به نهى‌کنندگان از منکر] گفتند: چرا قومى را پند مى‌دهید که خداوند هلاک کننده یا عذاب کننده‌ى آنان به عذابى شدید است؟ گفتند: [پند دادن ما] براى اعتذار [و رفع مسئولیت‌] در پیشگاه پروردگارتان است و به این امید که پرهیزکارى کنن///و آنگاه که گروهى از ایشان گفتند: «براى چه قومى را که خدا هلاک‌کننده ایشان است، یا آنان را به عذابى سخت عذاب خواهد کرد، پند مى‌دهید؟» گفتند: «تا معذرتى پیش پروردگارتان باشد، و شاید که آنان پرهیزگارى کنند.»///و هنگامى که گروهى از آنها گفتند: «چرا جمعى [گنهکار] را اندرز مى‌دهید که سرانجام خدا آنها را هلاک خواهد کرد و یا به عذاب شدیدى گرفتار خواهد ساخت [آنها را به حال خود واگذارید تا نابود شوند].» گفتند: این اندرزها] براى آن است که عذرى به پیشگاه پروردگارتان داشته باشیم [که وظیفه امر به معروف و نهى از منکر را انجام دادیم]. به علاوه، شاید آنها [هشدارهاى ما را بپذیرند و از گناه بازایستند و] تقوا پیشه کنند.»///و چون (پند و موعظه ناصحین در آنها اثری نکرد) جمعی از آن گروه گفتند: چرا قومی را که از جانب خدا به هلاک و یا به عذاب سخت محکومند باز موعظه می‌کنید؟ ناصحان گفتند: پند ما معذرت (و اتمام حجت) است از جانب پروردگارتان، و دیگر آنکه شاید (اثر کند و) تقوا پیشه کنند.///و چون گروهی از ایشان گفتند چرا قومی را پند می‌دهید که خداوند هلاک‌کننده یا عذاب‌کننده آنان به عذابی شدید است؟ گفتند این [در حکم‌] معذرتی به درگاه پروردگار شماست و باشد که پروا پیشه کنند///و (به یاد آر) هنگامی را که گروهی از آنها (به گروه دیگر) گفتند: «چرا جمعی (گنهکار) را اندرز می‌دهید که سرانجام خداوند آنها را هلاک خواهد کرد، یا به عذاب شدیدی گرفتار خواهد ساخت؟! (آنها را به حال خود واگذارید تا نابود شوند!)» گفتند: «(این اندرزها،) برای اعتذار (و رفع مسؤولیت) در پیشگاه پروردگار شماست؛ بعلاوه شاید آنها (بپذیرند، و از گناه باز ایستند، و) تقوا پیشه کنند!»///و هنگامی که گروهی از ایشان گفتند چرا اندرز گوئید قومی را که خداست نابودکننده آنان یا عذاب‌کننده ایشان عذابی سخت گفتند پوزشی بسوی پروردگار شما و شاید پرهیزکاری کنند///و چون امتی از اینان گفتند: «چرا گروهی را که خدا هلاک‌کننده‌ی ایشان، یا شدیدا عذاب‌کننده‌ی ایشان است پند می‌دهید؟» گفتند: «تا پوزشی سوی پروردگارتان باشد و (تا) شاید آنان پرهیزگاری کنند.» quran_en_fa When they disregarded the warnings that had been given them, We rescued those who forbade Evil; but We visited the wrong-doers with a grievous punishment because they were given to transgression. پس چون پندی را که به آنان داده شد، فراموش کردند [در لحظه نزول عذاب] پند دهندگانی که مردم را از بدی‌ها بازمی داشتند، نجات دادیم و آنان را که ستم کردند به کیفر آنکه همواره نافرمانی می‌کردند، به عذابی سخت گرفتیم.///پس چون پندی را که به آنان داده شد، فراموش کردند [در لحظه نزول عذاب] پند دهندگانی که مردم را از بدی‌ها بازمی داشتند، نجات دادیم و آنان را که ستم کردند به کیفر آنکه همواره نافرمانی می‌کردند، به عذابی سخت گرفتیم.///چون اندرزى را که به آنها داده شده بود فراموش کردند، آنان را که از بدى پرهیز مى‌کردند نجات دادیم و گنهکاران را به سبب گناهشان به عذابى سخت فرو گرفتیم.///و چون پندى را که به ایشان داده شده بود از یاد بردند، ما نهى کنندگان از منکر را نجات دادیم و ستمکاران را به عذاب بدى گرفتار نمودیم، چرا که نافرمانى مى‌کردند///پس هنگامى که آنچه را بدان تذکر داده شده بودند، از یاد بردند، کسانى را که از [کار] بد باز مى‌داشتند نجات دادیم؛ و کسانى را که ستم کردند، به سزاى آنکه نافرمانى مى‌کردند، به عذابى شدید گرفتار کردیم.///اما چون تذکراتى را که به آنها داده شده بود، فراموش کردند، نهى‌کنندگان از بدى را رهایى بخشیدیم. و آنها را که ستم کردند، به خاطر نافرمانى‌شان به عذاب شدیدى گرفتار ساختیم.///و چون هر چه به آنها تذکر داده شد در آن غفلت ورزیدند ما هم آن جماعت را که از کار بد منع می‌نمودند نجات بخشیدیم و آنان را که ظلم و ستمکاری کردند به کیفر فسقشان به عذابی سخت گرفتار کردیم.///و چون پندی را که به ایشان داده بودند، از یاد بردند، کسانی را که ناهیان از منکر بودند نجات دادیم و ستمکاران را به عذابی شدید گرفتار کردیم چرا که نافرمانی کرده بودند///اما هنگامی که تذکراتی را که به آنها داده شده بود فراموش کردند، (لحظه عذاب فرا رسید؛ و) نهی‌کنندگان از بدی را رهایی بخشیدیم؛ و کسانی را که ستم کردند، بخاطر نافرمانیشان به عذاب شدیدی گرفتار ساختیم.///تا گاهی که فراموش کردند آنچه را یادآوری شدند نجات دادیم آنان را که نهی می‌کردند از بدی و گرفتیم آنان را که ستم کردند به عذابی زشت بدانچه بودند نافرمانی می‌کردند///پس هنگامی که آنچه را بدان یادآوری شده بودند، فراموش کردند، کسانی را که از این (کار) بد باز می‌داشتند نجات دادیم و کسانی را (هم) که ستم کردند، به سزای آنکه نافرمانی می‌نمودند، به عذابی بس ناخوشایند گرفتار کردیم. quran_en_fa When in their insolence they transgressed (all) prohibitions, We said to them: "Be ye apes, despised and rejected." و هنگامی که از آنچه نهی شدند سرکشی کردند، به آنان گفتیم: به شکل بوزینگانی رانده شده درآیید!///و هنگامی که از آنچه نهی شدند سرکشی کردند، به آنان گفتیم: به شکل بوزینگانی رانده شده درآیید!///و چون از ترک چیزى که از آن منعشان کرده بودند سرپیچى کردند، گفتیم: بوزینگانى مطرود شوید.///و چون در برابر آنچه از آن نهى شده بودند، سرکشى کردند، به آنها گفتیم: بوزینگانى رانده شده باشید///و چون از آنچه از آن نهى شده بودند سرپیچى کردند، به آنان گفتیم: «بوزینگانى رانده‌شده باشید.»///هنگامى که در برابر فرمانى که به آنها داده شده بود، سرکشى کردند، به آنها گفتیم: «به شکل میمون‌ها در آیید و طرد شوید.»///پس چون سرکشی و تکبر کرده و آنچه ممنوع بود مرتکب شدند به آنها گفتیم به شکل بوزینه شوید و بسی دور و بازمانده از رحمت خدا باشید.///و چون در برابر آنچه از آن نهی شده بودند، گردنکشی کردند، فرمودیمشان که بوزینگان مطرود باشید///(آری،) هنگامی که در برابر آنچه از آن نهی شده بودند سرکشی کردند، به آنها گفتیم: «به شکل میمونهایی طردشده در آیید!»///پس گاهی که سرپیچیدند از آنچه نهی شدند از آن گفتیم بدیشان بشوید بوزینه‌گانی راندگان‌///پس هنگامی که از آنچه از آن نهی شده بودند سرپیچی کردند [: حیله زدند] به آنان گفتیم: «بوزینگانی رانده شده باشید.» quran_en_fa Behold! thy Lord did declare that He would send against them, to the Day of Judgment, those who would afflict them with grievous penalty. Thy Lord is quick in retribution, but He is also Oft-forgiving, Most Merciful. و [یاد کن] هنگامی را که پروردگارت اعلام کرد که بی تردید تا روز قیامت کسانی را بر ضد یهودیان [متجاوز و سرکش] برانگیزد و مسلط کند که همواره عذابی سخت به آنان بچشاند؛ مسلما پروردگارت زود کیفر و یقینا [نسبت به تائبان] بسیار آمرزنده و مهربان است.///و [یاد کن] هنگامی را که پروردگارت اعلام کرد که بی تردید تا روز قیامت کسانی را بر ضد یهودیان [متجاوز و سرکش] برانگیزد و مسلط کند که همواره عذابی سخت به آنان بچشاند؛ مسلما پروردگارت زود کیفر و یقینا [نسبت به تائبان] بسیار آمرزنده و مهربان است.///و پروردگار تو اعلام کرد که کسى را بر آنان بگمارد که تا به روز قیامت به عذابى ناگوار معذبشان گرداند. هرآینه پروردگار تو زود عقوبت مى‌کند و نیز آمرزنده و مهربان است.///و [یاد آر] آن‌گاه که پروردگارت اعلام نمود تا روز قیامت بر یهودیان کسى را خواهد گماشت که به آنها سخت‌ترین عذاب را بچشاند. قطعا پروردگار تو زود کیفر است و همو آمرزگار مهربان است///و [یاد کن‌] هنگامى را که پروردگارت اعلام داشت که تا روز قیامت بر آنان [=یهودیان‌] کسانى را خواهد گماشت که بدیشان عذاب سخت بچشانند. آرى، پروردگار تو زودکیفر است و همو آمرزنده بسیار مهربان است.///و [نیز به یادآور] هنگامى که پروردگارت اعلام کرد: تا روز قیامت کسى را بر آنها مسلط خواهد ساخت که آنها را پیوسته در عذاب سختى قرار دهد؛ زیرا پروردگارت مجازاتش سریع و [در مقابل توبه‌کاران] آمرزنده و مهربان است.///و آن‌گاه که خدای تو اعلام نمود که تا روز قیامت کسی را به عقوبت و عذاب سخت بر آنها برانگیزد، که پروردگار تو همانا زود کیفر کننده (ستمکاران) و (به خلق) بسیار بخشنده و مهربان است.///و یاد کن که پروردگارت فرمود که بر آنان کسی را تا روز قیامت خواهد گماشت که به آنان سخت‌ترین عذاب را بچشاند، که پروردگارت زودکیفر است و همو آمرزگار مهربان است‌///و (نیز به خاطر بیاور) هنگامی را که پروردگارت اعلام کرد: تا دامنه قیامت، کسی را بر آنها مسلط خواهد ساخت که همواره آنها را در عذاب سختی قرار دهد؛ زیرا پروردگارت مجازاتش سریع، (و در عین حال، نسبت به توبه‌کاران) آمرزنده و مهربان است.///و هنگامی که اعلام کرد پروردگار تو که برانگیزاند بر ایشان تا روز قیامت آن را که بچشاندشان شکنجه‌ای بد همانا پروردگار تو شتابنده است در عقوبت و هر آینه او است آمرزنده مهربان‌///و چون پروردگارت اعلام داشت همانا تا روز قیامت بر آنان [: یهودیان] کسانی را بی‌گمان خواهد گماشت که ایشان را به عذابی بد گرفتار کنند. به‌راستی پروردگارت همانا زودکیفر است و بی‌چون او همواره بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa We broke them up into sections on this earth. There are among them some that are the righteous, and some that are the opposite. We have tried them with both prosperity and adversity: In order that they might turn (to us). و آنان را در زمین [به صورت] گروه گروه پراکنده کردیم، گروهی از آنان مردمی شایسته و گروهی از آنان غیر شایسته‌اند، و آنان را با خوشی‌ها و سختی‌ها آزمودیم، باشد که [غیر شایسته‌ها به صلاح، درستی، صواب و راستی] بازگردند.///و آنان را در زمین [به صورت] گروه گروه پراکنده کردیم، گروهی از آنان مردمی شایسته و گروهی از آنان غیر شایسته‌اند، و آنان را با خوشی‌ها و سختی‌ها آزمودیم، باشد که [غیر شایسته‌ها به صلاح، درستی، صواب و راستی] بازگردند.///آنان را گروه گروه در زمین تقسیم کردیم، بعضى نیکوکار و بعضى جز آن. و به نیکیها و بدیها آزمودیم، شاید بازگردند.///و آنان را در زمین به صورت گروه‌هایى پراکنده ساختیم بعضى از آنان صالح و بعضى پایین‌ترند، و آنها را به خوشى‌ها و ناخوشى‌ها آزمودیم، باشد که [به راه حق‌] بازگردند///و آنان را در زمین به صورت گروه‌هایى پراکنده ساختیم: برخى از آنان درستکارند و برخى از آنان جز اینند. و آنها را به خوشیها و ناخوشیها آزمودیم، باشد که ایشان بازگردند.///و آنها را در زمین به صورت گروه‌هایى پراکنده ساختیم. گروهى از آنها صالح و گروهى غیر آن هستند و آنها را به نیکی‌ها و بدی‌ها آزمودیم، شاید بازگردند.///و بنی اسرائیل را در روی زمین به شعبی متفرق ساختیم، بعضی از آنها صالح و درستکارند و برخی فروتر از آنان (در درجه و منزلت)، و آنها را به خوشی‌ها و ناخوشی‌ها بیازمودیم، باشد که (به حکم حق) بازگردند.///و ایشان را به صورت امتهایی در آن سرزمین تقسیم کردیم، بعضی از ایشان صالح‌اند و بعضی جز آن، و آنان را به خوشیها و ناخوشیها آزمودیم باشد که [به راه حق‌] بازگردند///و آنها را در زمین بصورت گروه‌هایی، پراکنده ساختیم؛ گروهی از آنها صالح، و گروهی ناصالحند. و آنها را با نیکی‌ها و بدی‌ها آزمودیم، شاید بازگردند!///و بخش کردیمشان در زمین ملتهائی از ایشانند شایستگان و از ایشانند جز آن و آزمودیمشان به خوبیها و بدیها شاید بازگردند///و آنان را در زمین (به صورت) گروه‌هایی پراکنده ساختیم: برخی از آنان درستکارند و برخی از آنان بجز اینانند. و آنها را به نیکی‌ها و بدی‌ها آزمودیم، شاید ایشان (سوی خدا) بازگردند. quran_en_fa After them succeeded an (evil) generation: They inherited the Book, but they chose (for themselves) the vanities of this world, saying (for excuse): "(Everything) will be forgiven us." (Even so), if similar vanities came their way, they would (again) seize them. Was not the covenant of the Book taken from them, that they would not ascribe to Allah anything but the truth? and they study what is in the Book. But best for the righteous is the home in the Hereafter. Will ye not understand? پس بعد از آنان جانشینانی [ناشایسته وگناهکار] که کتاب [تورات] را به ارث بردند به جای ایشان قرار گرفتند، [آنان] متاع پست و از دست رفتنی این دنیا [ی زودگذر] را [از هر راه نامشروعی] به چنگ می‌زنند و [به ناحق] می‌گویند: به زودی آمرزیده خواهیم شد. و [به سبب دنیاگرایی وغفلت از حقایق] اگر متاع نامشروعی دیگر همانند متاع اول به آنان برسد [باز هم] آن را به چنگ می‌زنند؛ آیا از آنان در کتاب [تورات] در حالی که آنچه را در آن است مکرر خوانده و فهمیده‌اند، پیمان [محکم و استوار] گرفته نشده است که نسبت به خدا جز حق نگویند؟! [پس چرا آمرزشی که بدون توبه از حرام خواری و زشت کاری به آنان تعلق نمی‌گیرد به خدا نسبت می‌دهند؟] و سرای آخرت برای کسانی که [همواره از مال نامشروع و نسبت ناروا] می‌پرهیزند، بهتر است؛ آیا نمی‌اندیشید؟///پس بعد از آنان جانشینانی [ناشایسته وگناهکار] که کتاب [تورات] را به ارث بردند به جای ایشان قرار گرفتند، [آنان] متاع پست و از دست رفتنی این دنیا [ی زودگذر] را [از هر راه نامشروعی] به چنگ می‌زنند و [به ناحق] می‌گویند: به زودی آمرزیده خواهیم شد. و [به سبب دنیاگرایی وغفلت از حقایق] اگر متاع نامشروعی دیگر همانند متاع اول به آنان برسد [باز هم] آن را به چنگ می‌زنند؛ آیا از آنان در کتاب [تورات] در حالی که آنچه را در آن است مکرر خوانده و فهمیده‌اند، پیمان [محکم و استوار] گرفته نشده است که نسبت به خدا جز حق نگویند؟! [پس چرا آمرزشی که بدون توبه از حرام خواری و زشت کاری به آنان تعلق نمی‌گیرد به خدا نسبت می‌دهند؟] و سرای آخرت برای کسانی که [همواره از مال نامشروع و نسبت ناروا] می‌پرهیزند، بهتر است؛ آیا نمی‌اندیشید؟///بعد از اینان گروهى به جایشان نشستند و وارث آن کتاب شدند که به متاع دنیوى دل بستند و گفتند که به زودى آمرزیده مى‌شویم. و اگر همانند آن باز هم متاعى بیابند برگیرند. آیا از ایشان پیمان نگرفته‌اند که درباره خدا جز به راستى سخن نگویند، حال آنکه آنچه در آن کتاب آمده بود خوانده بودند؟ سراى آخرت براى کسانى که مى‌پرهیزند بهتر است. آیا تعقل نمى‌کنید؟///آن‌گاه بعد از آنان نسلى به جایشان نشستند و وارث کتاب [آسمانى‌] شدند که متاع دنیاى پست را [به نامشروع‌]. مى‌گیرند و مى‌گویند: ما بخشیده خواهیم شد، و اگر متاع دیگرى همانند آن به ایشان برسد باز آن را مى‌گیرند. آیا از آنها در کتاب، که محتواى آن را آموخت///آنگاه بعد از آنان، جانشینانى وارث کتاب [آسمانى‌] شدند که متاع این دنیاى پست را مى‌گیرند و مى‌گویند: «بخشیده خواهیم شد.» و اگر متاعى مانند آن به ایشان برسد [باز] آن را مى‌ستانند. آیا از آنان پیمان کتاب [آسمانى‌] گرفته نشده که جز به حق نسبت به خدا سخن نگویند، با اینکه آنچه را که در آن [کتاب‌] است آموخته‌اند؟ و سراى آخرت براى کسانى که پروا پیشه مى‌کنند بهتر است. آیا باز تعقل نمى‌کنید؟///بعد از آن، فرزندانى جانشین آنها شدند که وارث کتاب [تورات] گشتند. [با این حال] متاع این دنیاى پست را گرفته، و می‌گفتند: «خداوند به زودى ما را می‌بخشد.» اما اگر متاع دیگرى همانند آن به دستشان بیافتد، آن را می‌گیرند [و حکم خدا را پشت سر می‌افکنند]. آیا پیمان کتاب [خدا] از آنها گرفته نشده که بر خدا [دروغ نبندند و] جز حق نگویند، و آنان بارها آن را خوانده‌اند، و سراى آخرت براى آنها که پرهیزکارى پیشه کنند، بهتر است. آیا نمى‌فهمید؟!///پس از آنکه پیشینیانشان درگذشتند اخلاف و بازماندگانشان وارث کتاب آسمانی شدند در حالی که متاع پست این دنیا را برمی‌گزینند و گویند ما بخشیده خواهیم شد، و چنانچه مثل آن مال از متاع دنیا که یافتند باز (از هر راه حرام و خیانت) بیابند برگیرند. آیا از آنان پیمان کتاب آسمانی گرفته نشد که به خدا جز حرف حق و سخن راست نسبت ندهند و آنچه در کتاب است درس گیرند؟ و منزل ابدی آخرت برای مردم پرهیزکار بسی بهتر است، آیا تعقل نمی‌کنید؟///و پس از آنان جانشینان [ناصالحی‌] آمدند که کتاب آسمانی را از پیشینیان فراستاندند [ولی‌] متاع زندگی دنیوی را طلب کردند و ادعا کردند که به زودی آمرزیده خواهیم شد، و حال آنکه اگر متاعی همانند آن به دستشان می‌آمد، باز همچنان آن را می‌ربودند، آیا از آنان در کتاب آسمانی پیمان گرفته نشده است که بر خداوند جز راستی و درستی نسبت ندهند و در آن آموزش هم یافته‌اند و سرای آخرت برای پرهیزگاران بهتر است، آیا نمی‌اندیشید؟///پس از آنها، فرزندانی جای آنها را گرفتند که وارث کتاب (آسمانی، تورات) شدند؛ (اما با این حال،) متاع این دنیای پست را گرفته، (بر اطاعت فرمان خدا ترجیح می‌دهند) و می‌گویند: «(اگر ما گنهکاریم توبه می‌کنیم و) بزودی بخشیده خواهیم شد!» اما اگر متاع دیگری همانند آن به دستشان بیفتد، آن را (نیز) می‌گیرند، (و باز حکم خدا را پشت سر می‌افکنند.) آیا پیمان کتاب (خدا) از آنها گرفته نشده که بر خدا (دروغ نبندند، و) جز حق نگویند، و آنان بارها آنرا خوانده‌اند؟! و سرای آخرت برای پرهیزگاران بهتر است، آیا نمی‌فهمید؟!///پس جانشین شد پس از ایشان جانشینانی که ارث بردند کتاب را می‌گیرند بهره این کوتاه (پست یا نزدیک) را و گویند بزودی آمرزش شود برای ما و اگر بیایدشان بهره‌ای همانند آن برگیرندش آیا گرفته نشد بر ایشان پیمان کتاب که نگوئید بر خدا جز حق را و خواندند آنچه را در آن بود و خانه آخرت بهتر است برای آنان که پرهیزکاری کنند آیا بخرد نمی‌یابید///پس بعد از آنان جانشینانی ناخلف وارث کتاب (آسمانی) شدند در حالی‌که متاع این دنیای پست را می‌گیرند و می‌گویند: «به زودی بخشوده خواهیم شد.» و اگر متاعی مانند آن به ایشان در رسد (باز) آن را می‌ستانند. آیا از آنان پیمان کتاب (وحیانی) گرفته نشده که جز حق نسبت به خدا سخنی نگویند، حال آنکه آنچه در آن (کتاب) است آموختند؟ و سرای آخرت برای کسانی که پروا می‌کنند بهتر است. آیا پس خردورزی نمی‌کنید؟ quran_en_fa As to those who hold fast by the Book and establish regular prayer,- never shall We suffer the reward of the righteous to perish. و آنان که به کتاب [آسمانی] چنگ می‌زنند [و عملا به آیاتش پای بندند] و نماز را بر پا داشته‌اند [دارای پاداشند] یقینا ما پاداش اصلاح گران را ضایع نمی‌کنیم.///و آنان که به کتاب [آسمانی] چنگ می‌زنند [و عملا به آیاتش پای بندند] و نماز را بر پا داشته‌اند [دارای پاداشند] یقینا ما پاداش اصلاح گران را ضایع نمی‌کنیم.///آنان که به کتاب خدا تمسک مى‌جویند و نماز مى‌گزارند بدانند که پاداش نیکوکاران را تباه نمى‌سازیم.///و کسانى که به کتاب آسمانى تمسک مى‌جویند و نماز برپا مى‌دارند [بدانند که‌] ما پاداش اصلاحگران را ضایع نخواهیم کرد///و کسانى که به کتاب [آسمانى‌] چنگ درمى‌زنند و نماز برپا داشته‌اند [بدانند که‌] ما اجر درستکاران را تباه نخواهیم کرد.///و آنها که به کتاب [خدا] تمسک جویند و نماز را بر پا دارند، [پاداش بزرگى خواهند داشت؛ زیرا] ما پاداش مصلحان را ضایع نخواهیم کرد.///و آنان که متوسل به کتاب آسمانی شوند و نماز به پا دارند، ما اجر درستکاران را ضایع نخواهیم گذاشت.///و کسانی که به کتاب آسمانی تمسک می‌جویند و نماز برپا می‌دارند [بدانند که‌] ما پاداش نیکوکاران را ضایع نمی‌گذاریم‌///و آنها که به کتاب (خدا) تمسک جویند، و نماز را برپا دارند، (پاداش بزرگی خواهند داشت؛ زیرا) ما پاداش مصلحان را ضایع نخواهیم کرد!///و آنان که می‌گیرند کتاب را (چنگ می‌زنند) به کتاب و بپا می‌دارند نماز را همانا تباه ننمائیم پاداش اصلاح‌کنندگان را///و کسانی که به وسیله‌ی کتاب (وحیانی، خودهاشان و دیگران را) نگهبانی می‌کنند و نماز بر پا داشتند (بدانند که) ما بی‌گمان اجر اصلاح‌کنندگان را تباه نخواهیم ساخت. quran_en_fa When We shook the Mount over them, as if it had been a canopy, and they thought it was going to fall on them (We said): "Hold firmly to what We have given you, and bring (ever) to remembrance what is therein; perchance ye may fear Allah." و [یاد کنید] هنگامی [را] که کوه [طور] را برکندیم، [و] چنان که گویی سایبانی است بالای سرشان قرار دادیم و [به خاطرضعف ایمان] پنداشتند که بر سرشان سقوط می‌کند. [به آنان گفتیم:] آنچه [از کتاب، شریعت و احکام] به شما داده‌ایم با قدرت [ی تمام و عزمی استوار] بگیرید، و آنچه [از معارف و حقایق] در آن است متذکر شوید [و فرا گیرید و همواره به خاطر داشته باشید] تا [با عمل به آن] پرهیزکار شوید.///و [یاد کنید] هنگامی [را] که کوه [طور] را برکندیم، [و] چنان که گویی سایبانی است بالای سرشان قرار دادیم و [به خاطرضعف ایمان] پنداشتند که بر سرشان سقوط می‌کند. [به آنان گفتیم:] آنچه [از کتاب، شریعت و احکام] به شما داده‌ایم با قدرت [ی تمام و عزمی استوار] بگیرید، و آنچه [از معارف و حقایق] در آن است متذکر شوید [و فرا گیرید و همواره به خاطر داشته باشید] تا [با عمل به آن] پرهیزکار شوید.///و کوه را بر فراز سرشان چون سایبانى نگه داشتیم و مى‌پنداشتند که اکنون بر سرشان خواهد افتاد. کتابى را که به شما داده‌ایم با نیرومندى بگیرید و هر چه را که در آن آمده است به یاد دارید، باشد که پرهیزگار شوید.///و [یاد کن‌] هنگامى را که کوه را کندیم و بالاى سرشان قرار دادیم که گویى سایبانى بود، و پنداشتند که بر سرشان خواهد افتاد. [گفتیم:] آنچه به شما داده‌ایم با جدیت بگیرید و محتواى آن را به خاطر بسپارید، امید که پرهیزکار شوید///و [یاد کن‌] هنگامى را که کوه [طور] را بر فرازشان سایبان‌آسا، برافراشتیم، و چنان پنداشتند که [کوه‌] بر سرشان فرو خواهد افتاد. [و گفتیم:] آنچه را که به شما داده‌ایم به جد و جهد بگیرید، و آنچه را در آن است به یاد داشته باشید. شاید که پرهیزگار شوید.///و [نیز به خاطر بیاور] هنگامى که کوه را بر فراز آنها همچون سایبانى بلند کردیم، آن چنان که گمان کردند بر آنها فرود خواهد آمد [و در این حال، از آنها پیمان گرفتیم و گفتیم:] «آنچه را به شما [از احکام و دستورات] داده‌ایم، با قدرت [و جدیت] بگیرید، و آنچه را در آن است، به یاد داشته باشید [و عمل کنید] تا پرهیزکار شوید.»///و آن‌گاه که کوه طور را از جای برکندیم و مانند قطعه ابری بر فراز سر آنها برآوردیم که پنداشتند بر آنها فرو خواهد افتاد (و امر کردیم) دستور توراتی که به شما آمد با قوت (ایمان و عقیده محکم) اخذ کنید و آنچه در آن مذکور است متذکر شوید، باشد که پرهیزکار شوید.///و چنین بود که کوه [طور] را بر سر آنان برافراشتیم، گویی سایبانی بود و گمان بردند بر آنان فروخواهد افتاد [و گفتیم‌] آنچه به شما داده‌ایم به جد و جهد بگیرید و آنچه در آن هست به خاطر بسپارید باشد که پروا پیشه کنید///و (نیز به خاطر بیاور) هنگامی که کوه را همچون سایبانی بر فراز آنها بلند کردیم، آنچنان که گمان کردند بر آنان فرود می‌آمد؛ (و در همین حال، از آنها پیمان گرفتیم و گفتیم:) آنچه را (از احکام و دستورها) به شما داده‌ایم، با قوت (و جدیت) بگیرید! و آنچه در آن است، به یاد داشته باشید، (و عمل کنید،) تا پرهیزگار شوید!///و هنگامی که بالا بردیم کوه را فراز ایشان مانند سایبانی و پنداشتندش فرودآینده بر خویش بگیرید آنچه را به شما دادیم به قوت و یاد آرید آنچه را در آن است شاید پرهیزکاری کنید///و چون (کوه) طور را (بر) فرازشان همچون سایبانی برکندیم (و برافراشتم) و چنان پنداشتند که (کوه) به‌راستی بر (سر) شان فرود آینده است. (و گفتیم:) «آنچه را که به شما داده‌ایم به جد و جهدی شدید برگیرید و آنچه را در آن است به یاد آرید. شاید شما (از این گناهان) پرهیز کنید.» quran_en_fa When thy Lord drew forth from the Children of Adam - from their loins - their descendants, and made them testify concerning themselves, (saying): "Am I not your Lord (who cherishes and sustains you)?"- They said: "Yea! We do testify!" (This), lest ye should say on the Day of Judgment: "Of this we were never mindful": و [به یاد آر] هنگامی را که پروردگارت از صلب بنی آدم نسلشان را پدید آورد، و آنان را [در ارتباط با پروردگاریش] بر خودشان گواه گرفت [و فرمود:] آیا من پروردگار شما نیستم؟ [انسان‌ها با توجه به وابستگی وجودشان و وجود همه موجودات به پروردگاری و ربوبیت حق] گفتند: آری، گواهی دادیم. [پس اقرار به پروردگاری خود را در این دنیا از شما گرفتیم] تا روز قیامت نگویید: ما از این [حقیقت آشکار و روشن] بی خبر بودیم.///و [به یاد آر] هنگامی را که پروردگارت از صلب بنی آدم نسلشان را پدید آورد، و آنان را [در ارتباط با پروردگاریش] بر خودشان گواه گرفت [و فرمود:] آیا من پروردگار شما نیستم؟ [انسان‌ها با توجه به وابستگی وجودشان و وجود همه موجودات به پروردگاری و ربوبیت حق] گفتند: آری، گواهی دادیم. [پس اقرار به پروردگاری خود را در این دنیا از شما گرفتیم] تا روز قیامت نگویید: ما از این [حقیقت آشکار و روشن] بی خبر بودیم.///و پروردگار تو از پشت بنى‌آدم فرزندانشان را بیرون آورد. و آنان را بر خودشان گواه گرفت و پرسید: آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: آرى، گواهى مى‌دهیم. تا در روز قیامت نگویید که ما از آن بى‌خبر بودیم.///و آن‌گاه که پروردگار تو از پسران آدم، از پشت‌هایشان، نسل و نژاد آنها را برگرفت و آنها را بر خودشان گواه کرد که: آیا من پروردگار شما نیستم؟ [آنها به زبان فطرت‌] گفتند: چرا! گواهى دادیم. تا در روز رستاخیز نگویید ما از آن غافل بودیم///و هنگامى را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذریه آنان را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم؟ گفتند: «چرا، گواهى دادیم» تا مبادا روز قیامت بگویید ما از این [امر] غافل بودیم.///و [به یاد آور] زمانى که پروردگارت، از پشت بنى‌آدم، فرزندان و ذریه آنان را برگرفت و آنان را گواه بر خودشان ساخت [و فرمود:] «آیا من پروردگار شما نیستم؟» گفتند: «آری! ما گواهى دادیم [که تو پروردگار مایى]!» [این اقرار گرفتن براى آن بود] تا در روز قیامت نگویید: «ما از این، غافل بودیم.»///و به یاد آر هنگامی که خدای تو از پشت فرزندان آدم ذریه آنها را برگرفت و آنها را بر خودشان گواه ساخت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ همه گفتند: بلی، ما گواهی دهیم. (برخی مفسرین گفتند: مراد ظهور ارواح فرزندان آدم است در نشأه ذر و عالم روح و گواهی آنها به نور تجرد و شهود به توحید خدا و ربانیت او در عوالم ملک و ملکوت.) (و ما این گواهی گرفتیم) که دیگر در روز قیامت نگویید: ما از این واقعه غافل بودیم.///و چون پروردگارت زاد و رود بنی‌آدم را از پشتهای ایشان برگرفت، و آنان را بر خودشان گواه گرفت [و پرسید] آیا پروردگار شما نیستم؟ گفتند چرا، شهادت می‌دهیم تا مبادا روز قیامت بگویید ما از این [حقیقت‌] بی‌خبر بودیم‌///و (به خاطر بیاور) زمانی را که پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذریه آنها را برگرفت؛ و آنها را گواه بر خویشتن ساخت؛ (و فرمود:) «آیا من پروردگار شما نیستم؟» گفتند: «آری، گواهی می‌دهیم!» (چنین کرد مبادا) روز رستاخیز بگویید: «ما از این، غافل بودیم؛ (و از پیمان فطری توحید بی‌خبر ماندیم)»!///و هنگامی که بگرفت پروردگار تو از فرزندان آدم از پشتهای ایشان نژاد ایشان را و گواهشان گرفت بر خویشتن آیا نیستم پروردگار شما گفتند بلی گواهی دادیم تا نگوئید روز قیامت بودیم ما از این ناآگاهان‌///و چون پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذریه‌ی آنان [: ‌‌‌فطرت‌هاشان را در بلندای دیدگان تکوین] برگرفت و ایشان را بر خودهاشان به گواهی گرفت (و گفت:) «آیا پروردگار شما نیستم‌؟» (در بعد تکوینشان با زبان حالشان) گفتند: «چرا، گواهی دادیم. ‌» تا مبادا روز قیامت بگویید ما از این (امر) غافل بوده‌ایم. quran_en_fa Or lest ye should say: "Our fathers before us may have taken false gods, but we are (their) descendants after them: wilt Thou then destroy us because of the deeds of men who were futile?" یا نگویید: پدرانمان پیش از ما مشرک بودند، و ما فرزندانی پس از آنان بودیم [و راهی جز تقلید از آنان نداشتیم] آیا ما را به خاطر آنچه باطل گرایان انجام دادند، هلاک می‌کنی؟///یا نگویید: پدرانمان پیش از ما مشرک بودند، و ما فرزندانی پس از آنان بودیم [و راهی جز تقلید از آنان نداشتیم] آیا ما را به خاطر آنچه باطل گرایان انجام دادند، هلاک می‌کنی؟///یا نگویید که پدران ما پیش از این مشرک بودند و ما نسلى بودیم بعد از آنها و آیا به سبب کارى که گمراهان کرده بودند ما را به هلاکت مى‌رسانى؟///یا بگویید: همانا پدران ما پیش از این شرک آوردند و ما نسلى [دنباله‌رو] از پى ایشان بودیم، آیا ما را به سبب کارى که باطل اندیشان کرده‌اند مجازات مى‌کنى///یا بگویید پدران ما پیش از این مشرک بوده‌اند و ما فرزندانى پس از ایشان بودیم. آیا ما را به خاطر آنچه باطل‌اندیشان انجام داده‌اند هلاک مى‌کنى؟///یا نگویید: «پدران ما پیش از ما مشرک بودند و ما نیز فرزندانى از پس آنان بودیم [و ناچار راهشان را ادامه دادیم]. آیا ما را به خاطر عملکرد اهل باطل، مجازات و هلاک مى‌کنى؟»///یا آنکه نگویید که منحصرا پدران ما به دین شرک بودند و ما هم فرزندان بعد از آنها بودیم، آیا به عمل زشت اهل باطل ما را به هلاکت خواهی رسانید؟///یا مبادا بگویید همانا پدران ما در گذشته شرک آورده بودند و ما زاد و رودی از پی ایشان بودیم، آیا ما را به خاطر کاری که باطل‌اندیشان کرده‌اند هلاک می‌کنی؟///یا بگویید: «پدرانمان پیش از ما مشرک بودند، ما هم فرزندانی بعد از آنها بودیم؛ (و چاره‌ای جز پیروی از آنان نداشتیم؛) آیا ما را به آنچه باطل‌گرایان انجام دادند مجازات می‌کنی؟!»///یا گوئید جز این نیست که شرک ورزیدند پدران ما از پیش و بودیم نژادی پس از ایشان آیا تباه کنی ما را بدانچه کردند نادرستان‌///یا بگویید: «تنها پدران ما از پیش مشرک بودند و ما فرزندان و نوادگانی ناچیز (و گوش به فرمان) پس از ایشان بودیم. آیا پس ما را به خاطر آنچه باطل‌کنندگان (حکم فطرت و عقل و شریعت) انجام داده‌اند هلاک می‌کنی‌؟» quran_en_fa Thus do We explain the signs in detail; and perchance they may turn (unto Us). و این گونه آیات را [مستدل و منطقی] تفصیل و توضیح می‌دهیم [تا تدبر کنند] و برای اینکه [از شرک به توحید] بازگردند.///و این گونه آیات را [مستدل و منطقی] تفصیل و توضیح می‌دهیم [تا تدبر کنند] و برای اینکه [از شرک به توحید] بازگردند.///آیات را اینچنین به روشنى بیان مى‌کنیم، شاید بازگردند.///و این گونه، آیات را [به روشنى‌] شرح مى‌دهیم، باشد که [به راه حق‌] بازگردند///و اینگونه آیات [خود] را به تفصیل بیان مى‌کنیم، و باشد که آنان [به سوى حق‌] بازگردند.///و ما این­گونه آیات خویش را روشن بیان مى‌کنیم، و شاید آنان [به سوى خداوند و فطرت پاک توحیدى] بازگردند.///و بدین گونه ما آیات خود را تفصیل می‌دهیم (تا آیات ما را بفهمند) و باشد که بازگردند.///و بدین‌سان آیات [خود] را به روشنی بیان می‌داریم، باشد که [به راه حق‌] بازگردند///این گونه، آیات را توضیح می‌دهیم؛ و شاید به سوی حق بازگردند (و بدانند ندای توحید در درون جانشان، از روز نخست بوده است)!///و بدینسان تفصیل دهیم آیتها را و شاید ایشان بازگردند///و این گونه آیات (خود) را جداسازی می‌کنیم و شاید آنان (سوی حق) بازگردند. quran_en_fa Relate to them the story of the man to whom We sent Our signs, but he passed them by: so Satan followed him up, and he went astray. و سرگذشت کسی که آیات خود را به او عطا کردیم و او عملا از آنان جدا شد، برای آنان بخوان؛ پس شیطان او را دنبال کرد [تا به دامش انداخت] و در نتیجه از گمراهان شد.///و سرگذشت کسی که آیات خود را به او عطا کردیم و او عملا از آنان جدا شد، برای آنان بخوان؛ پس شیطان او را دنبال کرد [تا به دامش انداخت] و در نتیجه از گمراهان شد.///خبر آن مرد را بر ایشان بخوان که آیات خویش را به او عطا کرده بودیم و او از آن علم عارى گشت و شیطان در پى‌اش افتاد و در زمره گمراهان درآمد.///و خبر آن کس (بلعم باعورا) را که آیات خویش (اجابت دعا) را به او داده بودیم برایشان بخوان که از آن عارى گشت، و شیطان در پى او افتاد پس از گمراهان شد///و خبر آن کس را که آیات خود را به او داده بودیم براى آنان بخوان که از آن عارى گشت؛ آنگاه شیطان، او را دنبال کرد و از گمراهان شد.///و بر آنان، داستان آن کس را بخوان که آیات خود را به او داده بودیم، پس او [ناسپاسانه] خود را از آن آیات، جدا ساخت، پس شیطان او را در پى خویش کشید تا از گمراهان شد.///و بخوان بر این مردم (بر قوم یهود) حکایت آن کس (بلعم باعور) را که ما آیات خود را به او عطا کردیم، و او از آن آیات بیرون رفت و شیطان او را تعقیب کرد تا از گمراهان عالم گردید.///و بر آنان خبر کسی را بخوان که به او [علم‌] آیات خود را بخشیده بودیم و از آن عاری شد و شیطان در پی او افتاد و آنگاه از گمراهان شد///و بر آنها بخوان سرگذشت آن کس را که آیات خود را به او دادیم؛ ولی (سرانجام) خود را از آن تهی ساخت و شیطان در پی او افتاد، و از گمراهان شد!///و بخوان بر ایشان داستان آن را که دادیمش آیتهای خود را پس برهنه گشت (برون شد) از آنها سپس شیطان پیروش گرفت و شد از گمراهان‌///و خبر مهم آن کس که آیاتی از خود را به او دادیم بر ایشان بخوان. پس از آنها جدایی گزید. آن‌گاه شیطان او را بی‌امان دنبال کرد. و (او) از گمراهان بود. quran_en_fa If it had been Our will, We should have elevated him with Our signs; but he inclined to the earth, and followed his own vain desires. His similitude is that of a dog: if you attack him, he lolls out his tongue, or if you leave him alone, he (still) lolls out his tongue. That is the similitude of those who reject Our signs; So relate the story; perchance they may reflect. و اگر می‌خواستیم [درجات و مقاماتش را] به وسیله آن آیات بالا می‌بردیم، ولی او به امور ناچیز مادی و لذت‌های زودگذر دنیایی تمایل پیدا کرد واز هوای نفسش پیروی نمود؛ پس داستانش چون داستان سگ است [که] اگر به او هجوم بری، زبان از کام بیرون می‌آورد، واگر به حال خودش واگذاری [باز هم] زبان از کام بیرون می‌آورد. این داستان گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند؛ پس این داستان را [برای مردم] حکایت کن، شاید [نسبت به امور خویش] بیندیشند.///و اگر می‌خواستیم [درجات و مقاماتش را] به وسیله آن آیات بالا می‌بردیم، ولی او به امور ناچیز مادی و لذت‌های زودگذر دنیایی تمایل پیدا کرد واز هوای نفسش پیروی نمود؛ پس داستانش چون داستان سگ است [که] اگر به او هجوم بری، زبان از کام بیرون می‌آورد، واگر به حال خودش واگذاری [باز هم] زبان از کام بیرون می‌آورد. این داستان گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند؛ پس این داستان را [برای مردم] حکایت کن، شاید [نسبت به امور خویش] بیندیشند.///اگر خواسته بودیم به سبب آن علم که به او داده بودیم رفعتش مى‌بخشیدیم، ولى او در زمین بماند و از پى هواى خویش رفت. مثل او چون مثل آن سگ است که اگر به او حمله کنى زبان از دهان بیرون آرد و اگر رهایش کنى بازهم زبان از دهان بیرون آرد. مثل آنان که آیات را دروغ انگاشتند نیز چنین است. قصه را بگوى، شاید به اندیشه فرو روند.///و اگر مى‌خواستیم [مقام‌] وى را با این آیات بالا مى‌بردیم، ولى او به زمین دل بست و از هواى نفس خویش پیروى کرد. پس حکایت وى، حکایت سگ است که اگر بر آن بتازى، زبان برآورد و اگر رهایش کنى باز هم زبان برآورد. این حکایت قومى است که آیات ما را تکذیب کردند///و اگر مى‌خواستیم، قدر او را به وسیله آن [آیات‌] بالا مى‌بردیم، اما او به زمین [=دنیا] گرایید و از هواى نفس خود پیروى کرد. از این رو داستانش چون داستان سگ است [که‌] اگر بر آن حمله‌ور شوى زبان از کام برآورد، و اگر آن را رها کنى [باز هم‌] زبان از کام برآورد. این، مثل آن گروهى است که آیات ما را تکذیب کردند. پس این داستان را [براى آنان‌] حکایت کن، شاید که آنان بیندیشند.///و اگر مى‌خواستیم، او را به وسیله‌ى آیات بالا مى‌بردیم؛ ولى او به زمین چسبید و از هوس خود پیروى کرد. پس مثل او مثل سگ است، که اگر به آن حمله کنى، دهان باز کرده و پارس مى‌کند و زبان بیرون مى‌آورد، و اگر او را واگذارى، باز چنین مى‌کند. این، مثل کسانى است که آیات ما را تکذیب کردند. پس این داستان را [برایشان] باز گو! باشد که بیندیشند.///و اگر می‌خواستیم به آن آیات او را رفعت مقام می‌بخشیدیم، لیکن او به زمین (تن) فروماند و پیرو هوای نفس گردید، و در این صورت مثل و حکایت حال او به سگی ماند که اگر بر او حمله کنی و یا او را به حال خود واگذاری به عوعو زبان کشد. این است مثل مردمی که آیات ما را بعد از علم به آن تکذیب کردند. پس این حکایت بگو، باشد که به فکر آیند.///و اگر می‌خواستیم قدر او را به خاطر آن [علمش به آیات‌] بلند می‌داشتیم، ولی او به دنیا [و پستی‌] گرایید و از هوای نفس خویش پیروی کرد، آری داستان او همچون داستان سگ است که اگر بر او حمله آوری، زبان از دهان بیرون می‌آورد و اگر هم او را [به حال خود] واگذاری باز زبان از دهان بیرون می‌آورد، این داستان دروغ‌انگاران آیات ماست، پس برایشان این پند و داستان را بخوان باشد که اندیشه کنند///و اگر می‌خواستیم، (مقام) او را با این آیات (و علوم و دانشها) بالا می‌بردیم؛ (اما اجبار، بر خلاف سنت ماست؛ پس او را به حال خود رها کردیم) و او به پستی گرایید، و از هوای نفس پیروی کرد! مثل او همچون سگ (هار) است که اگر به او حمله کنی، دهانش را باز، و زبانش را برون می‌آورد، و اگر او را به حال خود واگذاری، باز همین کار را می‌کند؛ (گویی چنان تشنه دنیاپرستی است که هرگز سیراب نمی‌شود! (این مثل گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند؛ این داستانها را (برای آنها) بازگو کن، شاید بیندیشند (و بیدار شوند)!///و اگر می‌خواستیم هر آینه بالا می‌بردیمش بدانها لیکن او بسوی زمین گرائید و پیروی کرد هوس خود را پس مثل او مانند سگ است که اگر آهنگش کنی زبان از کام درآرد و اگر بگذاریش زبان از کام درآرد (فروهلد) این است مثل گروهی که تکذیب نمودند آیتهای ما را پس بخوان داستانها را شاید اندیشه کنند///و اگر بخواهیم (قدر) او را به وسیله‌ی آنها بالا می‌بریم‌؛ اما او به زمین (و زمینه‌ای) گرایید و از هوای نفس خود پیروی کرد. پس داستانش چون داستان سگ است (که) اگر بر آن حمله‌ور شوی به له‌له زبان از کام بر آرد و اگر رهایش کنی (باز هم) زبان از کام به له‌له بر آرد. این نمایه‌ی آن گروهی است که با آیات ما (همان‌ها و ما را) تکذیب کردند. پس این داستان‌ها را (برایشان) برخوان، شاید آنان بیندیشند. quran_en_fa Evil as an example are people who reject Our signs and wrong their own souls. بد است داستان گروهی که آیات ما را تکذیب کردند وهمواره به خود ستم روا می‌داشتند.///بد است داستان گروهی که آیات ما را تکذیب کردند وهمواره به خود ستم روا می‌داشتند.///بد است مثل مردمى که آیات ما را دروغ انگاشتند و به خود ستم روا مى‌داشتند.///زشت است حکایت قومى که آیات ما را تکذیب نمودند و به خود ستم مى‌کردند///چه زشت است داستان گروهى که آیات ما را تکذیب و به خود ستم مى‌نمودند.///چه بد مثلى دارند کسانى که آیات ما را تکذیب کردند. و آنان تنها به خودشان ستم مى‌کردند.///مثل حال گروهی که آیات ما را تکذیب کردند و به خویش ستم می‌کردند بسیار بد مثلی است.///دروغ‌انگاران آیات ما بد سرانجامی داشتند و بر خود ستم می‌کردند///چه بد مثلی دارند گروهی که آیات ما را تکذیب کردند؛ و آنها تنها به خودشان ستم می‌نمودند!///چه زشت است مثل قومی که تکذیب کردند آیتهای ما و بودند خویشتن را ستم می‌کردند///چه زشت است داستان گروهی که با آیات ما (همان‌ها و ما را) تکذیب و به خود ستم می‌نموده‌اند. quran_en_fa Whom Allah doth guide,- he is on the right path: whom He rejects from His guidance,- such are the persons who perish. هر که را خدا هدایت کند، پس او راه یافته واقعی است، و کسانی را که [به سبب عناد و لجاجتشان] گمراه نماید، پس فقط اینان زیانکارانند.///هر که را خدا هدایت کند، پس او راه یافته واقعی است، و کسانی را که [به سبب عناد و لجاجتشان] گمراه نماید، پس فقط اینان زیانکارانند.///هر کس را که خداى راه نماید، راه خویش بیابد. و آنان را که گمراه سازد زیانکار شوند.///هر که را خدا هدایت کند، او هدایت یافته است و هر که را گمراه کند، هم آنان زیانکارند///هر که را خدا هدایت کند، او راه‌یافته است؛ و کسانى را که گمراه نماید، آنان خود زیانکارانند.///هر که را خدا هدایت کند، تنها اوست هدایت یافته. و هر که را گمراه کند، پس آنان همان زیانکارانند.///هر که را خدا هدایت فرماید هم اوست که هدایت یافته، و آنها را که به گمراهی واگذارد هم آنان زیانکاران عالمند.///کسی که خداوند هدایتش کند رهیافته است، و کسانی که او بیراه گذاردشان، آنانند که زیانکارند///آن کس را که خدا هدایت کند، هدایت یافته (واقعی) اوست؛ و کسانی را که (بخاطر اعمالشان) گمراه سازد، زیانکاران (واقعی) آنها هستند!///آن را که خدا هدایت کند او است هدایت شده و آنان را که گمراه کند آنانند زیانکاران‌///هر کسی را خدا هدایت کند، هم (او) به خوبی راه یافته است و کسانی را که گمراه کند، آنان خودهاشان زیان‌کارانند. quran_en_fa Many are the Jinns and men we have made for Hell: They have hearts wherewith they understand not, eyes wherewith they see not, and ears wherewith they hear not. They are like cattle,- nay more misguided: for they are heedless (of warning). و مسلما بسیاری از جنیان و آدمیان را برای دوزخ آفریده‌ایم [زیرا] آنان را دل هایی است که به وسیله آن [معارف الهی را] در نمی‌یابند، و چشمانی است که توسط آن [حقایق و نشانه‌های حق را] نمی‌بینند، و گوش هایی است که به وسیله آن [سخن خدا و پیامبران را] نمی‌شنوند، آنان مانند چهارپایانند بلکه گمراه ترند؛ اینانند که بی خبر و غافل [ازمعارف و آیات خدای] اند.///و مسلما بسیاری از جنیان و آدمیان را برای دوزخ آفریده‌ایم [زیرا] آنان را دل هایی است که به وسیله آن [معارف الهی را] در نمی‌یابند، و چشمانی است که توسط آن [حقایق و نشانه‌های حق را] نمی‌بینند، و گوش هایی است که به وسیله آن [سخن خدا و پیامبران را] نمی‌شنوند، آنان مانند چهارپایانند بلکه گمراه ترند؛ اینانند که بی خبر و غافل [ازمعارف و آیات خدای] اند.///براى جهنم بسیارى از جن و انس را بیافریدیم. ایشان را دلهایى است که بدان نمى‌فهمند و چشمهایى است که بدان نمى‌بینند و گوشهایى است که بدان نمى‌شنوند. اینان همانند چارپایانند حتى گمراه‌تر از آنهایند. اینان خود غافلانند.///همانا بسیارى از جنیان و آدمیان را [گویى‌] براى دوزخ آفریده‌ایم، [چرا که‌] دل‌هایى دارند که با آن فهم نمى‌کنند و چشم‌هایى دارند که با آن نمى‌بینند، و گوش‌هایى دارند که با آن نمى‌شنوند. آنها چون چهارپایانند بلکه گمراه‌ترند، و آنان غافلانند///و در حقیقت، بسیارى از جنیان و آدمیان را براى دوزخ آفریده‌ایم. [چرا که‌] دلهایى دارند که با آن [حقایق را] دریافت نمى‌کنند، و چشمانى دارند که با آنها نمى‌بینند، و گوشهایى دارند که با آنها نمى‌شنوند. آنان همانند چهارپایان بلکه گمراه‌ترند. [آرى،] آنها همان غافل‌ماندگانند.///و بسیارى از جن و انس را براى دوزخ آفریدیم، [و سرانجامشان به آنجا مى‌کشد، چرا که] آنان دل‌هایى دارند که با آن حق را درک نمى‌کنند و چشمانى دارند که با آن نمی‌بینند و گوش‌هایى دارند که با آن نمى‌شنوند. آنان همچون چهارپایان، بلکه گمراه‌ترند. آنان همان غافلانند.///و محققا بسیاری از جن و انس را برای جهنم آفریدیم، چه آنکه آنها را دلهایی است بی‌ادراک و معرفت، و دیده‌هایی بی‌نور و بصیرت، و گوشهایی ناشنوای حقیقت، آنها مانند چهارپایانند بلکه بسی گمراه‌ترند، آنها همان مردمی هستند که غافل‌اند.///و به راستی بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریده‌ایم [چرا که‌] دلهایی دارند که با آن در نمی‌یابند، و دیدگانی دارند که با آن نمی‌بینند، و گوشهایی دارند که با آن نمی‌شنوند، اینان همچون چارپایانند، بلکه گمراه‌تر، اینان غافلانند///به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم؛ آنها دلها [= عقلها] یی دارند که با آن (اندیشه نمی‌کنند، و) نمی‌فهمند؛ و چشمانی که با آن نمی‌بینند؛ و گوشهایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند (چرا که با داشتن همه‌گونه امکانات هدایت، باز هم گمراهند)!///و همانا بیافریدیم برای دوزخ بسیاری از پری و آدمی را آنان را است دلهائی که درنیابند بدانها و آنان را است دیدگانی که نبینند بدانها و آنان را است گوشهائی که نشنوند بدانها آنانند مانند دامها بلکه گمراه‌تر آنانند ناآگاهان‌///بی‌گمان بسیاری از جنیان و آدمیان را بی‌چون برای دوزخ (در اثر اعمالشان) نمایان ساخته‌ایم (چرا که) دل‌هایی دارند که با آنها (حقایق را) دریافت نمی‌کنند و چشمانی دارند که با آنها نمی‌بینند و گوش‌هایی دارند که با آنها نمی‌شنوند. آنان همانند چهارپایان بلکه گمراه‌ترند. (آری،) ایشان (هم) اینان غافلانند. quran_en_fa The most beautiful names belong to Allah: so call on him by them; but shun such men as use profanity in his names: for what they do, they will soon be requited. و نیکوترین نام‌ها [به لحاظ معانی] ویژه خداست، پس او را با آن نام‌ها بخوانید؛ و آنان که در نام‌های خدا به انحراف می‌گرایند [و او را با نام هایی که نشان دهنده کاستی و نقص است، می‌خوانند] رها کنید؛ آنان به زودی به همان اعمالی که همواره انجام می‌دادند، جزا داده می‌شوند.///و نیکوترین نام‌ها [به لحاظ معانی] ویژه خداست، پس او را با آن نام‌ها بخوانید؛ و آنان که در نام‌های خدا به انحراف می‌گرایند [و او را با نام هایی که نشان دهنده کاستی و نقص است، می‌خوانند] رها کنید؛ آنان به زودی به همان اعمالی که همواره انجام می‌دادند، جزا داده می‌شوند.///از آن خداوند است نیکوترین نامها. بدان نامهایش بخوانید. آنها را که به نامهاى خدا الحاد مى‌ورزند واگذارید. اینان به کیفر اعمال خود خواهند رسید.///و زیباترین نام‌ها به خداوند تعلق دارد، پس او را بدانها بخوانید، و کسانى را که در نام‌هاى او بى‌راهه مى‌روند واگذارید که به زودى به سزاى آنچه مى‌کردند خواهند رسید///و نامهاى نیکو به خدا اختصاص دارد، پس او را با آنها بخوانید، و کسانى را که در مورد نامهاى او به کژى مى‌گرایند رها کنید. زودا که به [سزاى‌] آنچه انجام مى‌دادند کیفر خواهند یافت.///و نیکوترین نام‌ها براى خداوند است، پس خداوند را با آنها بخوانید. و کسانى را که در نام‌هاى خدا کژاندیشی می­کنند [و آنها را بر غیر او مى‌نهند]، رها کنید. آنان به زودى به کیفر آنچه مى‌کردند، خواهند رسید.///و خدا را نیکوترین نامهاست، بدانها خدا را بخوانید، و آنان را که در نامهای او به انحراف می‌گرایند به خود واگذارید، که به زودی کردار بدشان را مجازات خواهند دید.///و خدای را نامهای نیکوست، پس او را با آنها بخوانید، و کسانی را که در نامهای او کجروی می‌کنند، واگذارید، به زودی به جزای کار و کردار خویش می‌رسند///و برای خدا، نامهای نیک است؛ خدا را به آن (نامها) بخوانید! و کسانی را که در اسماء خدا تحریف می‌کنند (و بر غیر او می‌نهند، و شریک برایش قائل می‌شوند)، رها سازید! آنها بزودی جزای اعمالی را که انجام می‌دادند، می‌بینند!///و خدا را است نامهای نکو پس بخوانیدش بدانها و بگذارید آنان را که کجروی کنند در نامهای او بزودی پاداش داده شوند آنچه را بودند می‌کردند///و نیکوترین نام‌ها ویژه‌ی خداست. پس او را با آنها بخوانید و کسانی را که در مورد نام‌های او به ژرفای کژی می‌گرایند رها کنید. زودا (که) به (سزای) آنچه انجام می‌داده‌اند کیفر خواهند یافت. quran_en_fa Of those We have created are people who direct (others) with truth. And dispense justice therewith. و از میان کسانی که آفریده‌ایم [یعنی جنیان وآدمیان] گروهی [هستند که هم نوعان خود را] به حق هدایت می‌کنند و به درستی و راستی داوری می‌نمایند.///و از میان کسانی که آفریده‌ایم [یعنی جنیان وآدمیان] گروهی [هستند که هم نوعان خود را] به حق هدایت می‌کنند و به درستی و راستی داوری می‌نمایند.///از آفریدگان ما گروهى هستند که به حق راه مى‌نمایند و به عدالت رفتار مى‌کنند.///و از کسانى که بیافریدیم گروهى هستند که به حق هدایت مى‌کنند و به حق حکم مى‌دهند///و از میان کسانى که آفریده‌ایم، گروهى هستند که به حق هدایت مى‌کنند و به حق داورى مى‌نمایند.///و از کسانى که آفریده‌ایم، گروهى [دیگران را] به حق هدایت مى‌کنند و به آن حکم مى‌نمایند.///و از خلقی که آفریده‌ایم فرقه‌ای به حق هدایت می‌کنند و به حق حکم و دادگری می‌کنند.///و از آفریدگان ما گروهی هستند که به حق راه می‌نمایند و به حق داد می‌دهند///و از آنها که آفریدیم، گروهی بحق هدایت می‌کنند، و بحق اجرای عدالت می‌نمایند.///و از آنان که آفریدیم ملتی است که هدایت کنند به حق و بدان دادگری کنند///و از (میان) کسانی که آفریدیم، گروهی هستند که با حق (و‌حیانی) هدایت می‌کنند و با آن عدالت و تعادل برقرار می‌سازند. quran_en_fa Those who reject Our signs, We shall gradually visit with punishment, in ways they perceive not; و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، به تدریج ازجایی که نمی‌دانند [به ورطه سقوط و هلاکت می‌کشانیم تا عاقبت به عذاب دنیا و آخرت دچار شوند.]///و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، به تدریج ازجایی که نمی‌دانند [به ورطه سقوط و هلاکت می‌کشانیم تا عاقبت به عذاب دنیا و آخرت دچار شوند.]///و آنان را که آیات ما را دروغ انگاشتند، از راهى که خود نمى‌دانند به تدریج خوارشان مى‌سازیم.///و کسانى که آیات ما را تکذیب کردند، اندک اندک، از جایى که خود نفهمند به دامشان مى‌کشیم///و کسانى که آیات ما را تکذیب کردند، به تدریج، از جایى که نمى‌دانند گریبانشان را خواهیم گرفت.///و کسانى که آیات ما را تکذیب کردند، به تدریج، آنان را از جایى که ندانند، گرفتار خواهیم کرد.///و آنان که آیات ما را تکذیب کردند به زودی آنها را به عذاب و هلاکت می‌افکنیم از جایی که فهم آن نکنند.///و دروغ انگاران آیات خود را آهسته آهسته، به نحوی که درنیابند، فرو می‌گیریم‌///و آنها که آیات ما را تکذیب کردند، به تدریج از جائی که نمی‌دانند، گرفتار مجازاتشان خواهیم کرد.///و آنان که دروغ پنداشتند آیتهای ما را زود است به استدراج (به آهستگی ناگهان) گیریمشان از آنجا که ندانند///و کسانی که به وسیله‌ی آیات ما (همان‌ها و ما را) تکذیب کردند، به‌گونه‌ای که نمی‌دانند غفلت‌زده آنان را در ژرفای گمراهی می‌نهیم، quran_en_fa Respite will I grant unto them: for My scheme is strong (and unfailing). و به آنان مهلت می‌دهیم؛ [زیرا از سیطره قدرت ما بیرون رفتنی نیستند] یقینا تدبیر ونقشه من استوار است.///و به آنان مهلت می‌دهیم؛ [زیرا از سیطره قدرت ما بیرون رفتنی نیستند] یقینا تدبیر ونقشه من استوار است.///و به آنها مهلت دهم، که تدبیر من استوار است.///و به آنها فرصت مى‌دهم، که مکر و تدبیر من بسى محکم است///و به آنان مهلت مى‌دهم، که تدبیر من استوار است.///و به آنان مهلت مى‌دهم [تا پیمانه پر شود]، همانا تدبیر من محکم و استوار است [و هیچ کس را قدرت فرار از آن نیست].///روزی چند به آنها مهلت دهیم، که همانا مکر و عقاب من بس شدید است.///و آنان را مهلت می‌دهم چرا که مکر من متین است‌///و به آنها مهلت می‌دهم (تا مجازاتشان دردناکتر باشد)؛ زیرا طرح و نقشه من، قوی (و حساب شده) است. (و هیچ کس را قدرت فرار از آن نیست.)///و مهلتشان دهیم که همانا نیرنگ من است استوار///و برایشان مهلت می‌دهم. به‌راستی مکر من پایدار و استوار است. quran_en_fa Do they not reflect? Their companion is not seized with madness: he is but a perspicuous warner. آیا اندیشه نکردند که در همنشین آنان [یعنی پیامبر اسلام] هیچ نوع جنونی نیست؛ او فقط بیم دهنده‌ای آشکار [نسبت به سرانجام شوم بدکاران] است.///آیا اندیشه نکردند که در همنشین آنان [یعنی پیامبر اسلام] هیچ نوع جنونی نیست؛ او فقط بیم دهنده‌ای آشکار [نسبت به سرانجام شوم بدکاران] است.///آیا فکر نکرده‌اند که در یارشان نشانى از دیوانگى نیست و او به آشکارا بیم‌دهنده است؟///آیا فکر نکردند که یارشان [پیامبر] جنونى ندارد؟ او جز هشدار دهنده‌اى آشکار نیست///آیا نیندیشیده‌اند که همنشین آنان هیچ جنونى ندارد؟ او جز هشداردهنده‌اى آشکار نیست.///آیا آنان فکر نکردند که همنشین آنان، [پیامبر،] هیچ‌گونه جنون ندارد؟ او جز هشداردهنده‌اى آشکار نیست.///آیا این مردم فکر نکردند که صاحب آنها (یعنی پیامبر) هرگز جنونی در او نیست؟ او فقط ترساننده خلق است (از اهوال قیامت) به بیانی روشن.///آیا نیندیشیده‌اند که همسخن آنان جنونی ندارد، و جز هشداردهنده‌ای آشکار نیست‌///آیا فکر نکردند که همنشین آنها [= پیامبر] هیچ‌گونه (اثری از) جنون ندارد؟! (پس چگونه چنین نسبت ناروایی به او می‌دهند؟!) او فقط بیم دهنده آشکاری است (که مردم را متوجه وظایفشان می‌سازد).///آیا نیندیشیدند که نیست بر رفیقشان دیوانگیی نیست او جز ترساننده آشکار///آیا و نیندیشیدند (که) همنشین آنان [: رسول گرامی] هیچ جنونی ندارد؟ او جز هشداردهنده‌ای روشنگر نیست. quran_en_fa Do they see nothing in the government of the heavens and the earth and all that Allah hath created? (Do they not see) that it may well be that their terms is nigh drawing to an end? In what message after this will they then believe? آیا در [فرمانروایی و] مالکیت [و ربوبیت] بر آسمان‌ها و زمین و هر چیزی که خدا آفریده و اینکه شاید پایان عمرشان نزدیک شده باشد با تأمل ننگریسته‌اند؟ [و اگر به قرآن مجید، این کتاب هدایتگر ایمان نیاورند] پس بعد ازآن به کدام سخن ایمان می‌آورند؟!///آیا در [فرمانروایی و] مالکیت [و ربوبیت] بر آسمان‌ها و زمین و هر چیزی که خدا آفریده و اینکه شاید پایان عمرشان نزدیک شده باشد با تأمل ننگریسته‌اند؟ [و اگر به قرآن مجید، این کتاب هدایتگر ایمان نیاورند] پس بعد ازآن به کدام سخن ایمان می‌آورند؟!///آیا در ملکوت آسمانها و زمین و چیزهایى که خدا آفریده است نمى‌اندیشند؟ و شاید که مرگشان نزدیک باشد. و بعد از قرآن کدام سخن را باور دارند.///آیا در ملکوت آسمان‌ها و زمین و آنچه خدا آفریده ننگریستند، و این که شاید اجلشان نزدیک شده باشد؟ پس به کدامین سخن، بعد از قرآن ایمان مى‌آورند///آیا در ملکوت آسمانها و زمین و هر چیزى که خدا آفریده است ننگریسته‌اند؛ و اینکه شاید هنگام مرگشان نزدیک شده باشد؟ پس به کدام سخن، بعد از قرآن ایمان مى‌آورند؟///آیا در ملکوت آسمان‌ها و زمین و هر چه خدا آفریده، به دقت نمى‌نگرند [تا بدانند آفرینش همه‌ى آنها هدفدار است، نه بیهوده]؟ و این که شاید زمان [مرگ] آنان نزدیک شده باشد؟ پس بعد از این [آیات روشن]، به کدام سخن، ایمان خواهند آورد؟///آیا فکر و نظر در ملکوت آسمانها و زمین و در هر چه خدا آفریده نکردند و در این که اجل و مرگ آنها بسا باشد که به آنان بسیار نزدیک شده باشد؟ پس به چه حدیثی بعد از این (کتاب مبارک آسمانی) ایمان خواهند آورد؟///آیا در ملکوت آسمانها و زمین و آنچه خداوند آفریده است، ننگریسته‌اند، و اینکه چه بسا اجلشان نزدیک شده باشد، آنگاه بعد از آن [قرآن‌] به چه سخنی ایمان می‌آورند///آیا در حکومت و نظام آسمانها و زمین، و آنچه خدا آفریده است، (از روی دقت و عبرت) نظر نیفکندند؟! (و آیا در این نیز اندیشه نکردند که) شاید پایان زندگی آنها نزدیک شده باشد؟! (اگر به این کتاب آسمانی روشن ایمان نیاورند،) بعد از آن به کدام سخن ایمان خواهند آورد؟!///آیا ننگریستند در پادشاهیهای آسمانها و زمین و آنچه می‌آفریده است خدا از چیزها و آنکه شاید نزدیک شده باشد سرآمد ایشان پس به کدام سخن پس از این ایمان می‌آورند///آیا و در ملکوت و حقیقت آسمان‌ها و زمین - و هر چیزی که خدا آفریده است - ننگریسته‌اند، و اینکه شاید اجلشان نزدیک شده باشد؟ پس به کدامین حدیثی بعد از آن [: خدا و قرآن و رسول قرآن] ایمان می‌آورند؟ quran_en_fa To such as Allah rejects from His guidance, there can be no guide: He will leave them in their trespasses, wandering in distraction. برای کسانی که خدا [به سبب لجاجت و عنادشان] گمراهشان کند، هدایت کننده‌ای نیست؛ و آنان را در سرکشی و تجاوزشان وا می‌گذارد تا در [گمراهی شان] سرگردان و حیران بمانند.///برای کسانی که خدا [به سبب لجاجت و عنادشان] گمراهشان کند، هدایت کننده‌ای نیست؛ و آنان را در سرکشی و تجاوزشان وا می‌گذارد تا در [گمراهی شان] سرگردان و حیران بمانند.///هر کس را که خدا گمراه کند هیچ راهنمایى برایش نیست. و آنان را وامى‌گذارد تا همچنان در سرکشى خویش سرگردان بمانند.///هر که را خدا گمراه کند، براى او هیچ راهبرى نیست، و آنها را در طغیانشان سرگردان رها مى‌کند///هر که را خداوند گمراه کند، براى او هیچ رهبرى نیست، و آنان را در طغیانشان سرگردان وا مى‌گذارد.///هر که را خداوند، [به خاطر فسق و اعمالش،] گمراه کند، براى او هیچ هدایتگرى نیست، و آنان را در سرکشى و طغیانشان رها مى‌کند تا سرگردان شوند.///هر که را خدا گمراه خواست هیچ کس رهنمای او نباشد، و چنین گمراهان را خدا در طغیان و سرکشی خود به حیرت و ضلالت واگذارد.///کسی که خداوند بیراه گذاردش، رهنمایی ندارد و آنان را در طغیانشان سرگشته وامی‌گذارد///هر کس را خداوند (به جرم اعمال زشتش) گمراه سازد، هدایت کننده‌ای ندارد؛ و آنها را در طغیان و سرکشی‌شان رها می‌سازد، تا سرگردان شوند!///آن را که گمراه کند خدا نیستش راهنمائی و بگذاردشان در سرکشی خود فرو روند///هر که (را) خدا گمراه کند، برای او هیچ راهبری نیست و (خدا) آنان را در ژرفای طغیانشان سرگردان وامی‌گذارد. quran_en_fa They ask thee about the (final) Hour - when will be its appointed time? Say: "The knowledge thereof is with my Lord (alone): None but He can reveal as to when it will occur. Heavy were its burden through the heavens and the earth. Only, all of a sudden will it come to you." They ask thee as if thou Wert eager in search thereof: Say: "The knowledge thereof is with Allah (alone), but most men know not." همواره درباره قیامت از تو می‌پرسند که وقوع آن چه وقت است؟ بگو: دانش آن فقط نزد پروردگار من است، غیر او آن را در وقت معینش آشکار نمی‌کند؛ [تحمل این حادثه عظیم و هولناک،] بر آسمان‌ها و زمین سنگین و دشوار است، جز به طور ناگهانی بر شما نمی‌آید. آن گونه از تو می‌پرسند که گویا تو از وقت وقوعش به شدت کنجکاوی کرده‌ای [و کاملا از آن آگاهی]، بگو: دانش آن فقط نزد خداست، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند [که این دانش، مخصوص به خدا و فقط در اختیار اوست.]///همواره درباره قیامت از تو می‌پرسند که وقوع آن چه وقت است؟ بگو: دانش آن فقط نزد پروردگار من است، غیر او آن را در وقت معینش آشکار نمی‌کند؛ [تحمل این حادثه عظیم و هولناک،] بر آسمان‌ها و زمین سنگین و دشوار است، جز به طور ناگهانی بر شما نمی‌آید. آن گونه از تو می‌پرسند که گویا تو از وقت وقوعش به شدت کنجکاوی کرده‌ای [و کاملا از آن آگاهی]، بگو: دانش آن فقط نزد خداست، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند [که این دانش، مخصوص به خدا و فقط در اختیار اوست.]///درباره قیامت از تو مى‌پرسند که چه وقت فرا مى‌رسد. بگو: علم آن نزد پروردگار من است. تنها اوست که چون زمانش فرا رسد آشکارش مى‌سازد. فرارسیدن آن بر آسمانیان و زمینیان پوشیده است، جز به ناگهان بر شما نیاید. چنان از تو مى‌پرسند که گویى تو از آن آگاهى. بگو: علم آن نزد خداست ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///از تو در باره‌ى قیامت مى‌پرسند که چه وقت برپا مى‌شود؟ بگو: علم آن تنها نزد پروردگار من است و جز او آن را به موقع خود آشکار نمى‌سازد. [تحقق آن‌] در آسمان‌ها و زمین سنگین است و جز به طور ناگهانى به سراغتان نمى‌آید. از تو چنان مى‌پرسند که گویى تو از آ///از تو در باره قیامت مى‌پرسند [که‌] وقوع آن چه وقت است؟ بگو: «علم آن، تنها نزد پروردگار من است. جز او [هیچ کس‌] آن را به موقع خود آشکار نمى‌گرداند. [این حادثه‌] بر آسمانها و زمین گران است، جز ناگهان به شما نمى‌رسد.» [باز] از تو مى‌پرسند گویا تو از [زمان وقوع‌] آن آگاهى. بگو: «علم آن، تنها نزد خداست، ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.»///از تو درباره‌ى قیامت مى‌پرسند که چه وقت به پا مى‌شود؟ بگو: «علم آن تنها نزد پروردگار من است، جز او کسى نمى‌تواند زمان آن را آشکار سازد. [فرا رسیدن قیامت،] در آسمان‌ها و زمین سنگین است. جز به صورت ناگهانى پیش نمى‌آید.» از تو چنان مى‌پرسند که گویا از [زمان] آن آگاهى کامل دارى! بگو: «علم آن تنها نزد خداست؛ ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.»///(ای رسول ما) از تو احوال و ساعت قیامت را سؤال خواهند کرد که چه وقت فراخواهد رسید؟ پاسخ ده که علم آن منحصرا نزد رب و خدای من است، کسی به جز او آن را به هنگامش آشکار نکند، (شأن) آن ساعت در آسمانها و زمین بسی سنگین و عظیم است، نیاید شما را مگر ناگهانی. از تو می‌پرسند گویی تو کاملا بدان آگاهی. بگو: علم آن ساعت محققا نزد خداست، لیکن اکثر مردم آگاه نیستند.///از تو درباره قیامت می‌پرسند که استقرار آن چه وقت است؟ بگو علم آن نزد پروردگار من است، هیچ‌کس جز او هنگام آن را آشکار نمی‌سازد، این امر بر اهل آسمانها و زمین دشوار است، [قیامت‌] جز ناگهان به سراغ شما نمی‌آید، از تو می‌پرسند چنانکه گویا تو از چون و چند آن آگاهی، بگو همانا علم آن با خداوند است ولی بیشتر مردم نمی‌دانند///درباره قیامت از تو سؤال می‌کنند، کی فرامی‌رسد؟! بگو: «علمش فقط نزد پروردگار من است؛ و هیچ‌کس جز او (نمی‌تواند) وقت آن را آشکار سازد؛ (اما قیام قیامت، حتی) در آسمانها و زمین، سنگین (و بسیار پر اهمیت) است؛ و جز بطور ناگهانی، به سراغ شما نمی‌آید!» (باز) از تو سؤال می‌کنند، چنان که گویی تو از زمان وقوع آن باخبری! بگو: «علمش تنها نزد خداست؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.»///پرسندت از ساعت چه وقت است لنگرگاه آن بگو جز این نیست که علم آن نزد پروردگار من است پدیدارش نسازد به هنگامش جز او سنگین است در آسمانها و زمین نیایدتان مگر ناگهان پرسندت چنانکه گوئی تو آگاهی از آن بگو جز این نیست که علمش نزد خدا است لیکن بیشتر مردم نمی‌دانند///از تو درباره‌ی ساعت [: قیامت] می‌پرسند، که وقفه‌اش [: تحویل ساعت دنیا به ساعت آخرت] چه وقت است‌؟ بگو: «علم آن، تنها نزد پروردگار من است. جز او (هیچ کس) آن را به موقع خود آشکار نمی‌گرداند. (این حادثه) بر آسمان‌ها و زمین گران است (و) جز (به) ناگهان شما را در نرسد.» از تو (به گونه‌ای) می‌پرسند (که) گویا تو از (زمان وقوع) آن آگاهی. بگو: «علم آن تنها نزد خداست، ولی بیشتر مردمان نمی‌دانند.» quran_en_fa Say: "I have no power over any good or harm to myself except as Allah willeth. If I had knowledge of the unseen, I should have multiplied all good, and no evil should have touched me: I am but a warner, and a bringer of glad tidings to those who have faith." بگو: من قدرت [جلب] سودی و [دفع] زیانی را از خود ندارم جز آنچه خدا خواهد، و [غیب هم نمی‌دانم] اگر غیب می‌دانستم، یقینا برای خود ازهر خیری فراوان و بسیار فراهم می‌کردم وهیچ گزند وآسیبی به من نمی‌رسید؛ من فقط برای گروهی که ایمان می‌آورند، بیم دهنده و مژده رسانم.///بگو: من قدرت [جلب] سودی و [دفع] زیانی را از خود ندارم جز آنچه خدا خواهد، و [غیب هم نمی‌دانم] اگر غیب می‌دانستم، یقینا برای خود ازهر خیری فراوان و بسیار فراهم می‌کردم وهیچ گزند وآسیبی به من نمی‌رسید؛ من فقط برای گروهی که ایمان می‌آورند، بیم دهنده و مژده رسانم.///بگو: من مالک سود و زیان خود نیستم، مگر آنچه خدا بخواهد. و اگر علم غیب مى‌دانستم بر خیر خود بسى مى‌افزودم و هیچ شرى به من نمى‌رسید. من کسى جز بیم‌دهنده و مژده‌دهنده‌اى براى مؤمنان نیستم.///بگو: من مالک سود و زیان خود نیستم، مگر آنچه خدا خواسته باشد، و اگر غیب مى‌دانستم سود فراوانى مى‌اندوختم و هیچ زیانى به من نمى‌رسید. من صرفا براى قومى که ایمان مى‌آورند بیم‌رسان و بشارت دهنده‌ام///بگو: «جز آنچه خدا بخواهد، براى خودم اختیار سود و زیانى ندارم، و اگر غیب مى‌دانستم قطعا خیر بیشترى مى‌اندوختم و هرگز به من آسیبى نمى‌رسید. من جز بیم‌دهنده و بشارتگر براى گروهى که ایمان مى‌آورند، نیستم.»///بگو: «من مالک هیچ سود و زیانى براى خودم نیستم، مگر آنچه را خدا بخواهد، و اگر غیب مى‌دانستم، منافع زیادى براى خودم فراهم مى‌کردم و هرگز به من زیانى نمى‌رسید. من تنها هشداردهنده و بشارت‌دهنده‌ای هستم براى گروهى که ایمان مى‌آورند.»///بگو که من مالک نفع و ضرر خویش نیستم مگر آنچه خدا خواسته، و اگر من از غیب (جز آنچه به وحی می‌دانم) آگاه بودم بر خیر و نفع خود همیشه می‌افزودم و هیچ‌گاه زیان و رنج نمی‌دیدم، من نیستم مگر رسولی ترساننده، و بشارت دهنده گروهی که اهل ایمانند.///بگو که برای خود اختیار سود و زیانی ندارم مگر آنچه خدا بخواهد، و اگر غیب می‌دانستم خیر فراوان برای خود کسب می‌کردم و هیچ ناگواری به من نمی‌رسید، من کسی جز هشداردهنده و مژده‌آور اهل ایمان نیستم‌///بگو: «من مالک سود و زیان خویش نیستم، مگر آنچه را خدا بخواهد؛ (و از غیب و اسرار نهان نیز خبر ندارم، مگر آنچه خداوند اراده کند؛) و اگر از غیب باخبر بودم، سود فراوانی برای خود فراهم می‌کردم، و هیچ بدی (و زیانی) به من نمی‌رسید؛ من فقط بیم‌دهنده و بشارت‌دهنده‌ام برای گروهی که ایمان می‌آورند! (و آماده پذیرش حقند)///بگو دارا نیستم برای خویشتن سود و نه زیانی جز آنچه خدا خواهد و اگر دانای ناپیدا می‌بودم هر آینه فراوان می‌گرفتم از خوبی و به من نمی‌رسید بدی نیستم من مگر بیم‌دهنده و نویددهنده برای گروهی که ایمان آرند///بگو: «برای خودم سود و زیانی در توان ندارم، جز آنچه خدا خواسته، و اگر غیب می‌دانستم، به راستی از خیر فزونی بر می‌گرفتم و بدی به من نمی‌رسید. من جز هشداردهنده و بشارت‌دهنده‌ای - برای گروهی که ایمان می‌آورند - نیستم.» quran_en_fa It is He Who created you from a single person, and made his mate of like nature, in order that he might dwell with her (in love). When they are united, she bears a light burden and carries it about (unnoticed). When she grows heavy, they both pray to Allah their Lord, (saying): "If Thou givest us a goodly child, we vow we shall (ever) be grateful." او کسی است که شما را از یک تن آفرید، و همسرش را از او پدید آورد تا در کنارش آرامش یابد؛ پس هنگامی که مرد با زن آمیزش نمود، زن به حملی سبک حامله شد، پس با آن حمل سبک، زندگی را ادامه داد؛ پس چون سنگین بار شد، زن و شوهر پروردگارشان را خواندند که اگر به ما فرزندی تندرست و سالم عطا کنی، مسلما از سپاس گزاران خواهیم بود.///او کسی است که شما را از یک تن آفرید، و همسرش را از او پدید آورد تا در کنارش آرامش یابد؛ پس هنگامی که مرد با زن آمیزش نمود، زن به حملی سبک حامله شد، پس با آن حمل سبک، زندگی را ادامه داد؛ پس چون سنگین بار شد، زن و شوهر پروردگارشان را خواندند که اگر به ما فرزندی تندرست و سالم عطا کنی، مسلما از سپاس گزاران خواهیم بود.///اوست که همه شما را از یک تن بیافرید. و از آن یک تن زنش را نیز بیافرید تا به او آرامش یابد. چون با او درآمیخت، به بارى سبک بارور شد و مدتى با آن سر کرد. و چون بار سنگین گردید، آن دو، الله پروردگار خویش را بخواندند که اگر ما را فرزندى صالح دهى از سپاسگزاران خواهیم بود.///اوست که شما را از نفس واحدى آفرید و جفت وى را از او پدید آورد تا بدان آرام گیرد. پس چون با او بیامیخت، بارى سبک گرفت و با آن مدتى سر کرد. و چون سنگین شد، هر دو از خداوند، پروردگار خویش خواستند که: اگر فرزند شایسته‌اى به ما دهى قطعا از سپاسگزاران خوا///اوست آن کس که شما را از نفس واحدى آفرید، و جفت وى را از آن پدید آورد تا بدان آرام گیرد. پس چون [آدم‌] با او [حوا] درآمیخت باردار شد، بارى سبک. و [چندى‌] با آن [بار سبک‌] گذرانید، و چون سنگین‌بار شد، خدا، پروردگار خود را خواندند که اگر به ما [فرزندى‌] شایسته عطا کنى قطعا از سپاسگزاران خواهیم بود.///او خدایى است که شما را از یک نفس آفرید و همسرش را از [نوع] او قرار داد تا بدان آرام گیرد. پس چون با او بیامیخت، بارى سبک برگرفت [و باردار شد] و [مدتى] با آن سر کرد، چون زن، سنگین شد، از خداوند، پروردگارشان، درخواست کردند [و گفتند]: اگر فرزند شایسته‌اى به ما بدهى، قطعا از سپاسگزاران خواهیم بود.»///اوست خدایی که همه شما را از یک تن بیافرید و از (نوع) او نیز جفتش را مقرر داشت تا به او انس و آرام گیرد، و چون با او خلوت کرد باری سبک برداشت، پس با آن بار حمل چندی بزیست تا سنگین شد، آن‌گاه هر دو خدا و پروردگار خود را خواندند که اگر به ما فرزندی صالح (و تندرست) عطا کردی البته از شکرگزاران خواهیم بود.///او کسی است که شما را از تن یگانه‌ای آفرید و همسرش را از او پدید آورد تا در کنار او آرام گیرد، و چون [آدم‌] با او [حوا] آمیزش کرد، باری سبک گرفت و با آن آسان به سر می‌برد و چون گرانبار شد، هردو خداوند، پروردگارشان را به دعا خواندند که اگر به ما فرزند سالم و شایسته‌ای عطا کنی از سپاسگزاران خواهیم بود///او خدایی است که (همه) شما را از یک فرد آفرید؛ و همسرش را نیز از جنس او قرار داد، تا در کنار او بیاساید. سپس هنگامی که با او آمیزش کرد، حملی سبک برداشت، که با وجود آن، به کارهای خود ادامه می‌داد؛ و چون سنگین شد، هر دو از خداوند و پروردگار خود خواستند «اگر فرزند صالحی به ما دهی، از شاکران خواهیم بود!»///او است آنکه آفرید شما را از یک تن و قرار داد از او جفتش را تا آرامش گیرد بدو سپس هنگامی که بر او درآمد برداشت باری سبک پس بگذشت بر آن تا گاهی که سنگین شد خواندند پروردگار خویش را که اگر ما را صالحی (شایسته) دهی باشیم از شکرگزاران‌///اوست کسی که شما را از نفس واحدی آفرید و جفت وی را (نیز) از آن پدید آورد تا بدان آرام گیرد. پس چون (نسل وی) زنانی را باردار کردند، خدا، پروردگار خود را خواندند که: «اگر به ما (فرزندی) شایسته عطا کنی بی‌گمان از سپاسگزاران خواهیم بود.» quran_en_fa But when He giveth them a goodly child, they ascribe to others a share in the gift they have received: but Allah is exalted high above the partners they ascribe to Him. پس هنگامی که به آن زن و شوهر فرزندی تندرست و سالم داد [غیر از خدا را در اعطای این نعمت مؤثر دانستند، از این جهت] برای خدا در کنار نعمتی که به آنان عطا کرده بود، شریکان وهمتایانی قرار دادند!! پس خدا برتر و والاتر از آن است که برایش شریکان و همتایان قرار دهند.///پس هنگامی که به آن زن و شوهر فرزندی تندرست و سالم داد [غیر از خدا را در اعطای این نعمت مؤثر دانستند، از این جهت] برای خدا در کنار نعمتی که به آنان عطا کرده بود، شریکان وهمتایانی قرار دادند!! پس خدا برتر و والاتر از آن است که برایش شریکان و همتایان قرار دهند.///چون خدا آن دو را فرزندى صالح داد، براى او در آنچه به آنها عطا کرده بود شریکانى انگاشتند، حال آنکه خدا از هر چه با او شریک مى‌سازند برتر است.///اما هنگامى که فرزند [سالم و] شایسته‌اى به آنها داد، براى خدا در موهبتى که داده بود شریکانى قائل شدند، ولى خدا از آنچه شریک او مى‌کنند بالاتر است///و چون به آن دو، [فرزندى‌] شایسته داد، در آنچه [خدا] به ایشان داده بود، براى او شریکانى قرار دادند، و خدا از آنچه [با او] شریک مى‌گردانند برتر است.///پس چون [خداوند] به آن دو، فرزندى صالح داد، در آنچه به ایشان عطا نمود، براى خدا شریکانى قرار دادند، ولى خداوند از آنچه که آنان شریک او قرار مى‌دهند، برتر است.///پس چون به آن پدر و مادر فرزندی صالح (و تندرست) عطا کرد مشرک شدند و برای خدا در آنچه به آنها عطا کرد شریک قرار دادند (یعنی فرزندان خود را به نام بتها نامیدند مثل عبد اللات و عبد العزی)، و خدای تعالی برتر است از آنچه شریک او سازند.///و چون به آن دو، فرزندی سالم و شایسته عطا کرد، آن دو در عطای او، برای او شریکانی قائل شدند، ولی خداوند از آنچه شرک می‌آورند منزه است‌///اما هنگامی که خداوند فرزند صالحی به آنها داد، (موجودات دیگر را در این موهبت مؤثر دانستند؛ و) برای خدا، در این نعمت که به آنها بخشیده بود، همتایانی قائل شدند؛ خداوند برتر است از آنچه همتای او قرار می‌دهند!///ولی هنگامی که داد بدیشان صالحی (شایسته) و قرار دادند شریکانی برای او در آنچه بدیشان داد همانا برتر است خدا از آنچه شرک می‌ورزند///پس چون به آن دو، فرزندی شایسته داد، در آنچه (خدا) به ایشان داده بود، برای او شریکانی قرار دادند. پس خدا از آنچه (با او) شریک می‌گردانند برتر است. quran_en_fa Do they indeed ascribe to Him as partners things that can create nothing, but are themselves created? آیا موجوداتی را شریک او قرار می‌دهند که قدرت ندارند کمترین چیزی را بیافرینند و خودشان آفریده می‌شوند؟!///آیا موجوداتی را شریک او قرار می‌دهند که قدرت ندارند کمترین چیزی را بیافرینند و خودشان آفریده می‌شوند؟!///آیا شریک خدا مى‌سازند چیزهایى را که نمى‌توانند هیچ چیز بیافرینند و خود مخلوق هستند؟///آیا موجوداتى را شریک او مى‌سازند که چیزى نمى‌آفرینند و خود آفریده مى‌شوند///آیا موجوداتى را [با او] شریک مى‌گردانند که چیزى را نمى‌آفرینند و خودشان مخلوقند؟///آیا چیزهایى را شریک خدا قرار مى‌دهند که چیزى نمى‌آفرینند و خودشان نیز مخلوق­اند؟!///آیا این چیزهایی را که هیچ موجود را خلق نتوانند کرد و خود مخلوق (خدا) هستند شریک خدا قرار می‌دهند؟///آیا چیزهایی را شریک او می‌آورند که چیزی نمی‌آفرینند و خود آفریده شده‌اند///آیا موجوداتی را همتای او قرارمی‌دهند که چیزی را نمی‌آفرینند، و خودشان مخلوقند.///آیا شریک کنند آنان را که نیافرند چیزی را و خود آفریده شوند///آیا چیزی را (با او) شریک می‌کنند که چیزی را نمی‌آفریند، حال آنکه خودشان (هم) آفریده می‌شوند؟ quran_en_fa No aid can they give them, nor can they aid themselves! و [این شریکانی که برای خدا قرار می‌دهند] نه می‌توانند پرستش کنندگان خود را یاری دهند، ونه قدرت دارند خودشان را یاری کنند.///و [این شریکانی که برای خدا قرار می‌دهند] نه می‌توانند پرستش کنندگان خود را یاری دهند، ونه قدرت دارند خودشان را یاری کنند.///نه مى‌توانند یاریشان کنند و نه مى‌توانند به یارى خود برخیزند.///و نه مى‌توانند آنها را یارى دهند و نه خودشان را یارى کنند///و نمى‌توانند آنان را یارى کنند و نه خویشتن را یارى دهند.///و [این معبودها] قدرت یارى آنان را ندارند و حتى خودشان را هم نمى‌توانند حمایت کنند.///در صورتی که آنها نه هرگز به مشرکان و نه به خود یاری توانند کرد.///و نمی‌توانند به ایشان و نه به خودشان یاری‌ای برسانند///و نمی‌توانند آنان را یاری کنند، و نه خودشان را یاری می‌دهند.///و نتوانندشان یاریی و نه خویشتن را یاری‌ای کنند///و نمی‌توانند آنان را یاری کنند و نه خویشتن را یاری دهند. quran_en_fa If ye call them to guidance, they will not obey: For you it is the same whether ye call them or ye hold your peace! و اگر آن شریکان را به سوی هدایت بخوانید، از شما پیروی نمی‌کنند، برای شما یکسان است که آنان را بخوانید یا خاموش باشید [در هر صورت چیزی از آنان نصیب شما نمی‌شود.]///و اگر آن شریکان را به سوی هدایت بخوانید، از شما پیروی نمی‌کنند، برای شما یکسان است که آنان را بخوانید یا خاموش باشید [در هر صورت چیزی از آنان نصیب شما نمی‌شود.]///اگر آنها را به راه هدایت بخوانى، از شما پیروى نخواهند کرد. برایتان یکسان است چه دعوتشان کنید و چه خاموشى پیشه سازید.///و اگر آنها را به هدایت دعوت کنید از شما پیروى نمى‌کنند. چه آنها را بخوانید یا خاموش باشید، بر شما یکسان است///و اگر آنها را به [راه‌] هدایت فراخوانید، از شما پیروى نمى‌کنند. چه آنها را بخوانید یا خاموش بمانید، براى شما یکسان است.///و اگر معبودها را به هدایت فراخوانید، از شما پیروى نمى‌کنند. بر شما یکسان است که آنها را دعوت کنید یا ساکت باشید!///و اگر آنها را (یعنی بت‌پرستان را) به راه هدایت بخوانید پیروی شما (مؤمنان) نخواهند کرد، بر شما یکسان است که آنها را بخوانید یا خاموش بمانید.///و اگر ایشان را به [راه‌] هدایت بخوانید از شما پیروی نمی‌کنند، برای شما یکسان است، چه ایشان را بخوانید چه آنکه خاموش باشید///و هرگاه آنها را به سوی هدایت دعوت کنید، از شما پیروی نمی‌کنند؛ و برای شما یکسان است چه آنها را دعوت کنید و چه خاموش باشید؟!///و اگر بسوی هدایتشان خوانید پیرویتان نکنند یکسان است بر شما بخوانید ایشان را یا باشید خموشان‌///و اگر آنها را به راه (راست) فراخوانید، از شما پیروی نمی‌کنند؛ چه آنها را بخوانید یا خاموش بمانید، بر شما یکسان است. quran_en_fa Verily those whom ye call upon besides Allah are servants like unto you: Call upon them, and let them listen to your prayer, if ye are (indeed) truthful! یقینا کسانی را که به جای خدا می‌پرستید بندگان و مملوکانی ناتوان چون شما هستند؛ پس اگر راستگویید [که می‌توانند در زندگی شما مؤثر باشند] آنان را [در گرفتاری‌ها و نیازمندی‌های خود] بخوانید پس [هنگامی که بخوانید [باید شما را اجابت کنند] ولی خود می‌دانید که در هیچ موردی جواب شما را نمی‌دهند.]///یقینا کسانی را که به جای خدا می‌پرستید بندگان و مملوکانی ناتوان چون شما هستند؛ پس اگر راستگویید [که می‌توانند در زندگی شما مؤثر باشند] آنان را [در گرفتاری‌ها و نیازمندی‌های خود] بخوانید پس [هنگامی که بخوانید [باید شما را اجابت کنند] ولی خود می‌دانید که در هیچ موردی جواب شما را نمی‌دهند.]///آنهایى که جز الله به خدایى مى‌خوانید، بندگانى چون شمایند. اگر راست مى‌گویید، آنها را بخوانید، باید شما را اجابت کنند.///همانا کسانى را که سواى خدا مى‌خوانید بندگانى مانند شمایند. پس آنها را بخوانید، و اگر راست مى‌گویید باید شما را پاسخ دهند///در حقیقت، کسانى را که به جاى خدا مى‌خوانید، بندگانى امثال شما هستند. پس آنها را [در گرفتاریها] بخوانید، اگر راست مى‌گویید باید شما را اجابت کنند.///کسانى را که به جاى خدا مى‌خوانید [و مى‌پرستید]، بندگانى [و آفریده‌هایى] همچون خود شمایند. پس اگر راست مى‌گویید، آنان را بخوانید، تا آنان جوابتان را بدهند.///غیر خدا هر آن کس را که شما (مشرکان و یهود و نصاری) به خدایی می‌خوانید (مانند بتان و عیسی و عزیر و غیره) به حقیقت همه مثل شما بندگانی هستند، اگر راستگویید آنها را بخوانید تا مشکلات و حوائج شما را روا کنند.///کسانی را که در برابر و به جای خداوند می‌خوانید بندگانی مانند شما هستند، بخوانیدشان و اگر راست می‌گویید باید که پاسخ شما را بدهند///آنهایی را که غیر از خدا می‌خوانید (و پرستش می‌کنید)، بندگانی همچون خود شما هستند؛ آنها را بخوانید، و اگر راست می‌گویید باید به شما پاسخ دهند (و تقاضایتان را برآورند)!///همانا آنان را که جز خدا می‌خوانید بندگانیند مانند شما پس بخوانیدشان تا اجابت کنند شما را اگر هستید راستگویان‌///کسانی را که به جای خدا می‌خوانید، بی‌گمان بندگانی همانند شمایند. پس آنها را (در بد و خوب) بخوانید. اگر راست می‌گویید باید شما را اجابت کنند. quran_en_fa Have they feet to walk with? Or hands to lay hold with? Or eyes to see with? Or ears to hear with? Say: "Call your 'god-partners', scheme (your worst) against me, and give me no respite! آیا آنها پاهایی دارند که با آن راه روند، یا دست هایی دارند که با آن بگیرند، یا چشم هایی دارند که با آن ببینند، یا گوش هایی دارند که با آن بشنوند؟! بگو: شریکان خود را [به کمک خویش] بخوانید، سپس [بر ضد من هر توطئه و] نیرنگی [دارید] به کار گیرید و [برای نابودی من لحظه‌ای مرا [مهلت ندهید] تا برای شما ثابت شود که هیچ کاری در هیچ زمینه‌ای از غیر خدا بر نمی‌آید.]///آیا آنها پاهایی دارند که با آن راه روند، یا دست هایی دارند که با آن بگیرند، یا چشم هایی دارند که با آن ببینند، یا گوش هایی دارند که با آن بشنوند؟! بگو: شریکان خود را [به کمک خویش] بخوانید، سپس [بر ضد من هر توطئه و] نیرنگی [دارید] به کار گیرید و [برای نابودی من لحظه‌ای مرا [مهلت ندهید] تا برای شما ثابت شود که هیچ کاری در هیچ زمینه‌ای از غیر خدا بر نمی‌آید.]///آیا آنها را پاهایى هست که با آن راه بروند یا آنها را دستهایى هست که با آن حمله کنند یا چشمهایى هست که با آن ببینند یا گوشهایى هست که با آن بشنوند؟ بگو: شریکانتان را بخوانید و بر ضد من تدبیر کنید و مرا مهلت مدهید.///آیا پاهایى دارند که با آن راه روند؟ یا دست‌هایى دارند که با آن کارى کنند؟ یا چشمانى دارند که با آن ببینند؟ و یا گوش‌هایى دارند که با آن بشنوند؟ بگو: شرکاى خود را بخوانید، سپس در حق من [هر چه مى‌توانید] نیرنگ کنید و مهلتم ندهید///آیا آنها پاهایى دارند که با آن راه بروند، یا دستهایى دارند که با آن کارى انجام دهند، یا چشمهایى دارند که با آن بنگرند، یا گوشهایى دارند که با آن بشنوند؟ بگو: «شریکان خود را بخوانید؛ سپس در باره من حیله به کار برید و مرا مهلت مدهید.»///آیا آنان [که معبود خود برگزیده‌اید،] پاهایى دارند که با آن راه بروند؟ یا دست‌هایى دارند که با آن قدرت‌نمایى کنند؟ یا چشم‌هایى دارند که با آنها ببینند؟ یا گوش‌هایى دارند که با آنها بشنوند؟ [اى پیامبر!] بگو: «شریک‌هاى [خیالى] خودتان را بخوانید و علیه من نقشه بکشید و هیچ مهلت هم به من ندهید!.///آیا آن بتان را پایی است که راهی پیمایند یا دستی که از آستین قدرت بیرون آرند، یا چشم و گوشی که به آن ببینند و بشنوند؟ بگو: شریکان (باطل) خود را بخوانید و هر حیلت که با من می‌توانید به کار برید بی‌آنکه هیچ مرا مهلت بدهید.///آیا پاهایی دارند که با آن راه روند؟ یا دستانی دارند که با آن کاری انجام دهند، یا چشمانی دارند که با آن ببینند؟ یا گوشهایی دارند که با آن بشنوند؟ بگو شریکانی را که قائلید بخوانید، سپس در حق من هرچه خواهید بسگالید و مرا مهلت ندهید///آیا (آنها حداقل همانند خود شما) پاهایی دارند که با آن راه بروند؟! یا دستهایی دارند که با آن چیزی را بگیرند (و کاری انجام دهند)؟! یا چشمانی دارند که با آن ببینند؟! یا گوشهایی دارند که با آن بشنوند؟! (نه، هرگز، هیچ‌کدام،) بگو: «(اکنون که چنین است،) بتهای خویش را که شریک خدا قرار داده‌اید (بر ضد من) بخوانید، و برای من نقشه بکشید، و لحظه‌ای مهلت ندهید، (تا بدانید کاری از آنها ساخته نیست)!///آیا آنان را است پاهائی که روان گردند بدانها یا آنان را است دستهائی که آهنگ کنند بدانها یا آنان را است دیدگانی که بینند بدانها یا آنان را است گوشهائی که بشنوند بدانها بگو بخوانید شریکان خویش را پس نیرنگ با من کنید و مهلتم ندهید///آیا برایشان پاهایی است که با آنها راه می‌روند، یا دست‌هایی دارند که با آنها حمله‌ور می‌شوند، یا چشم‌هایی دارند که با آنها می‌نگرند، یا گوش‌هایی دارند که با آنها می‌شنوند؟ بگو: «شریکانتان را بخوانید، سپس درباره‌ی من حیله‌ای (ناروا) کنید. پس مرا مهلت ندهید.» quran_en_fa "For my Protector is Allah, Who revealed the Book (from time to time), and He will choose and befriend the righteous. یقینا سرپرست و یار من خدایی است که قرآن را نازل کرده و او همواره شایستگان را سرپرستی و یاری می‌کند.///یقینا سرپرست و یار من خدایی است که قرآن را نازل کرده و او همواره شایستگان را سرپرستی و یاری می‌کند.///یاور من الله است که این کتاب را نازل کرده و او دوست شایستگان است.///بى‌تردید سرپرست من خداوند است که این کتاب را نازل کرده و او شایستگان را سرپرستى مى‌کند///بى‌تردید، سرور من آن خدایى است که قرآن را فرو فرستاده، و همو دوستدار شایستگان است.///ولى و سرپرست من، خدایى است که این کتاب آسمانى را نازل کرده است و او همه‌ى صالحان را سرپرستى [و هدایت] مى‌کند.///مرا دوست و یاور به حقیقت خدایی است که این کتاب (قرآن) را فرستاده و اوست که نیکوکاران را دوستی و سرپرستی می‌کند.///سرور من خداوند است که [این‌] کتاب آسمانی را فرو فرستاده است و او دوستدار شایستگان است‌///ولی و سرپرست من، خدایی است که این کتاب را نازل کرده؛ و او همه صالحان را سرپرستی می‌کند.///همانا یار (دوست و سرپرست و پشتیبان) من خداوندی است که فرستاد کتاب را و او است سرپرست شایستگان‌///«بی‌گمان سرور من خدایی است که قرآن را فرستاد و او شایستگان را سروری و پشتیبانی می‌کند.» quran_en_fa "But those ye call upon besides Him, are unable to help you, and indeed to help themselves." و کسانی را که به جای خدا می‌خوانید، نه می‌توانند شما را یاری دهند و نه خود را یاری رسانند.///و کسانی را که به جای خدا می‌خوانید، نه می‌توانند شما را یاری دهند و نه خود را یاری رسانند.///آنان را که به جاى الله به خدایى مى‌خوانید، نه شما را مى‌توانند یارى کنند و نه خود را.///و کسانى را که به جاى او مى‌خوانید، نه مى‌توانند شما را نصرت دهند و نه خودشان را یارى کنند///و کسانى را که به جاى او مى‌خوانید، نمى‌توانند شما را یارى کنند و نه خویشتن را یارى دهند.///[بت‌ها] و کسانى که به جاى خدا مى‌خوانید [و مى‌پرستید]، نه مى‌توانند شما را یارى نمایند و نه خود را یارى مى‌کنند.»///و آنهایی را که شما خدا می‌خوانید جز خدای یکتا هیچ یک قدرت بر یاری شما بلکه بر یاری خود ندارند.///و کسانی که در برابر و به جای او [خداوند] می‌خوانید، نمی‌توانند به شما و نه به خودشان یاری‌ای برسانند///و آنهایی را که جز او می‌خوانید، نمی‌توانند یاریتان کنند، و نه (حتی) خودشان را یاری دهند؛///و آنان را که جز او خوانید نتوانند شما را یاری‌کردن و نه خویشتن را یاری کنند///«و کسانی را که بجز او می‌خوانید، نتوانند شما را کمک کنند و نه خودشان را کمک می‌کنند.» quran_en_fa If thou callest them to guidance, they hear not. Thou wilt see them looking at thee, but they see not. و اگر آنان را به سوی هدایت دعوت کنید، نمی‌شنوند و آنان را می‌بینی که به سوی تو می‌نگرند در حالی که نمی‌بینند.///و اگر آنان را به سوی هدایت دعوت کنید، نمی‌شنوند و آنان را می‌بینی که به سوی تو می‌نگرند در حالی که نمی‌بینند.///و اگر آنها را به راه هدایت بخوانى نمى‌شنوند و مى‌بینى که به تو مى‌نگرند ولى گویى که نمى‌بینند.///و اگر آنها را به هدایت بخوانید نمى‌شنوند، و مى‌بینى [مانند مجسمه‌] به سوى تو مى‌نگرند ولى نمى‌بینند///و اگر آنها را به [راه‌] هدایت فرا خوانید، نمى‌شنوند، و آنها را مى‌بینى که به سوى تو مى‌نگرند در حالى که نمى‌بینند.///و اگر آنان را به هدایت فراخوانى، نمى‌شنوند و مى‌بینى که آنان به تو نگاه مى‌کنند و حال آن که نمى‌بینند.///و اگر آنها را به راه هدایت خوانید نخواهند شنید (یعنی بتان چون گوش و بت‌پرستان چون هوش ندارند دعوت اسلام را نپذیرند. و ای رسول ما یا ای اهل عقل و بینش) تو می‌بینی که آنها (بتان یا بت‌پرستان) در تو می‌نگرند ولی نمی‌بینند.///و اگر ایشان را به [راه‌] هدایت بخوانید نمی‌شنوند و می‌نگریشان که به سوی تو می‌نگرند ولی نمی‌بینند///و اگر آنها را به هدایت فرا خوانید، سخنانتان را نمی‌شنوند! و آنها را می‌بینی (که با چشمهای مصنوعیشان) به تو نگاه می‌کنند، اما در حقیقت نمی‌بینند!»///و اگر خوانیشان بسوی هدایت نشنوند و بینیشان می‌نگرند بسوی تو و لیکن نمی‌بینند///«و اگر آنها را به راه راست فرا خوانید، نمی‌شنوند و آنها را می‌بینی که سوی تو می‌نگرند در حالی که نمی‌بینند.» quran_en_fa Hold to forgiveness; command what is right; But turn away from the ignorant. عفو و گذشت را پیشه کن، و به کار پسندیده فرمان ده، و از نادانان روی بگردان.///عفو و گذشت را پیشه کن، و به کار پسندیده فرمان ده، و از نادانان روی بگردان.///عفو را پیشه کن و به نیکى فرمان ده و از جاهلان اعراض کن.///عفو را پیشه کن و به نیکى فرمان ده و از نادان‌ها رخ برتاب///گذشت پیشه کن، و به [کار] پسندیده فرمان ده، و از نادانان رخ برتاب.///عفو و میانه‌روى را پیشه کن. [عذر مردم را بپذیر و بر آنان آسان بگیر.] و به کارهاى عقل‌پسند و نیکو فرمان بده و از جاهلان روی برگردان!///طریقه عفو و بخشش پیش‌گیر و امت را به نیکوکاری امر کن و از مردم نادان روی بگردان.///عفو پیشه کن و به نیکی فرمان ده و از نادانان روی بگردان‌///(به هر حال) با آنها مدارا کن و عذرشان را بپذیر، و به نیکی‌ها دعوت نما، و از جاهلان روی بگردان (و با آنان ستیزه مکن)!///بگیر گذشت را و امر کن به خوبی و روی بگردان از نادانان‌///«گذشت را (پیش) بگیر و به (کار) شناخته شده [: پسندیده] فرمان ده و از نادانان روی بگردان.» quran_en_fa If a suggestion from Satan assail thy (mind), seek refuge with Allah; for He heareth and knoweth (all things). و اگر [وسوسه‌ای از سوی] شیطان، تو را [به خشم بر مردم و ترک مهربانی و ملاطفت] تحریک کند، به خدا پناه جوی؛ زیرا خدا شنوا و داناست.///و اگر [وسوسه‌ای از سوی] شیطان، تو را [به خشم بر مردم و ترک مهربانی و ملاطفت] تحریک کند، به خدا پناه جوی؛ زیرا خدا شنوا و داناست.///و اگر از جانب شیطان در تو وسوسه‌اى پدید آمد به خدا پناه ببر، زیرا او شنوا و داناست.///و اگر از شیطان وسوسه‌اى تو را برانگیخت، به خداوند پناه ببر [که‌] بى‌شک او شنواى داناست///و اگر از شیطان وسوسه‌اى به تو رسد، به خدا پناه بر، زیرا که او شنواى داناست.///و اگر از طرف شیطان [و شیطان‌صفتان،] کمترین وسوسه و تحریک و سوءنیتى به تو رسید، پس به خداوند پناه آور، که قطعا او شنوا و داناست.///و چنانچه بخواهد از طرف شیطان (انس و جن) در تو وسوسه و جنبشی پدید آید به خدا پناه بر که او به حقیقت شنوا و داناست.///و اگر وسوسه‌ای از سوی شیطان تو را به وسواس انداخت، به خداوند پناه ببر که او شنوای داناست‌///و هرگاه وسوسه‌ای از شیطان به تو رسد، به خدا پناه بر؛ که او شنونده و داناست!///و اگر برانگیزدت از شیطان انگیزشی پس پناهنده شو به خدا همانا او است شنوای دانا///«و اگر بی‌گمان از شیطان وسوسه‌ای افسادگر به تو در رسد (که تو را به کاری افسادگر با حیله برگمارد) پس به خدا پناه بر. به‌راستی او بسیار شنوای بس داناست.» quran_en_fa Those who fear Allah, when a thought of evil from Satan assaults them, bring Allah to remembrance, when lo! they see (aright)! مسلما کسانی که [نسبت به گناهان، معاصی و آلودگی‌های ظاهری وباطنی] تقوا ورزیده‌اند، هرگاه وسوسه هایی از سوی شیطان به آنان رسد [خدا و قیامت را] یاد کنند، پس بی درنگ بینا شوند [و از دام وسوسه هایش نجات یابند.]///مسلما کسانی که [نسبت به گناهان، معاصی و آلودگی‌های ظاهری وباطنی] تقوا ورزیده‌اند، هرگاه وسوسه هایی از سوی شیطان به آنان رسد [خدا و قیامت را] یاد کنند، پس بی درنگ بینا شوند [و از دام وسوسه هایش نجات یابند.]///کسانى که پرهیزگارى مى‌کنند چون از شیطان وسوسه‌اى به آنها برسد، خدا را یاد مى‌کنند، و در دم بصیرت یابند.///البته، هنگامى که پرهیزکاران گرفتار وسوسه شیطانى شوند به یاد [خدا] مى‌افتند و ناگهان بینا و بصیر مى‌شوند///در حقیقت، کسانى که [از خدا] پروا دارند، چون وسوسه‌اى از جانب شیطان بدیشان رسد [خدا را] به یاد آورند و بناگاه بینا شوند.///کسانى که تقوا پیشه کرده‌اند، هرگاه وسوسه‌هاى شیطانى به آنان نزدیک شود، متوجه مى‌شوند [و خدا را یاد مى‌کنند]، آن‌گاه بینا مى‌گردند.///چون اهل تقوا را از شیطان وسوسه و خیالی به دل فرا رسد همان دم خدا را به یاد آرند و همان لحظه بصیرت و بینایی پیدا کنند.///پرهیزگاران هرگاه خیالی شیطانی عارضشان شود، یاد [خدا] کنند، و آنگاه دیده‌ور شوند///پرهیزگاران هنگامی که گرفتار وسوسه‌های شیطان شوند، به یاد (خدا و پاداش و کیفر او) می‌افتند؛ و (در پرتو یاد او، راه حق را می‌بینند و) ناگهان بینا می‌گردند.///همانا آنان که پرهیزکاری کرده‌اند هرگاه آهنگشان کند رهگذاری از شیطان یادآور شوند ناگاه ایشانند بینایان‌///بی‌گمان کسانی که (از خدا) پروا کرده‌اند، چون وسوسه‌ای مماس، از گردشگری شیطان بدیشان در رسد (خدای را) بسی به یاد آورند؛ پس به ناگاه بینایند. quran_en_fa But their brethren (the evil ones) plunge them deeper into error, and never relax (their efforts). و برادران بی تقوایان [که شیاطین هستند] همواره آنان را به عمق گمراهی می‌کشانند؛ سپس [در به گمراهی کشیدنشان] کوتاهی نمی‌ورزند.///و برادران بی تقوایان [که شیاطین هستند] همواره آنان را به عمق گمراهی می‌کشانند؛ سپس [در به گمراهی کشیدنشان] کوتاهی نمی‌ورزند.///و برادرانشان ایشان را به ضلالت مى‌کشند و از عمل خویش باز نمى‌ایستند.///و [اما مشرکان‌] برادرانشان [از شیاطین‌] آنها را به ضلالت مى‌کشانند و هیچ کوتاهى نمى‌کنند///و یارانشان آنان را به گمراهى مى‌کشانند و کوتاهى نمى‌کنند.///و برادرانشان، [شیطان‌صفتان گمراه،] آنان را در انحراف مى‌کشند و نگه مى‌دارند و هیچ کوتاهى نمى‌کنند.///و مشرکان را برادرانشان (یعنی شیاطین انس و جن) به راه ضلالت و گمراهی می‌کشند و هیچ کوتاهی نمی‌کنند.///و یاران [شیطان‌صفت آن دیگران‌] آنان را در گمراهی بدارند و هیچ فرونگذارند///و (ناپرهیزگاران را) برادرانشان (از شیاطین) پیوسته در گمراهی پیش می‌برند، و باز نمی‌ایستند!///و برادران شیاطین را فروبرند شیاطین در گمراهی سپس کوتاه نمی‌آیند///و برادرانشان (در شیطنت) آنان را در (ژرفای) گمراهی همی کشانند؛ سپس کوتاهی (هم) نمی‌کنند. quran_en_fa If thou bring them not a revelation, they say: "Why hast thou not got it together?" Say: "I but follow what is revealed to me from my Lord: this is (nothing but) lights from your Lord, and Guidance, and mercy, for any who have faith." و هرگاه برای مخالفان [به سبب تأخیر وحی] آیه‌ای نیاوری [بر پایه گمان پوچ و باطلشان که قرآن را از پیش خود می‌آوری] می‌گویند: چرا آیه‌ای از نزد خود انتخاب نکردی [تا برای ما بیاوری]؟ بگو: من فقط آنچه از سوی پروردگارم به من وحی می‌شود، پیروی می‌کنم. این قرآن دلایلی روشن از سوی پروردگار شماست و برای گروهی که ایمان می‌آورند، سراسر هدایت و رحمت است.///و هرگاه برای مخالفان [به سبب تأخیر وحی] آیه‌ای نیاوری [بر پایه گمان پوچ و باطلشان که قرآن را از پیش خود می‌آوری] می‌گویند: چرا آیه‌ای از نزد خود انتخاب نکردی [تا برای ما بیاوری]؟ بگو: من فقط آنچه از سوی پروردگارم به من وحی می‌شود، پیروی می‌کنم. این قرآن دلایلی روشن از سوی پروردگار شماست و برای گروهی که ایمان می‌آورند، سراسر هدایت و رحمت است.///چون آیه‌اى برایشان نیاورى، گویند: چرا از خود چیزى نمى‌گویى؟ بگو: من پیرو چیزى هستم که از پروردگارم به من وحى مى‌شود. و این حجتهایى است از جانب پروردگارتان و رهنمود و رحمت است براى مردمى که ایمان مى‌آورند.///و هرگاه براى آنان آیه‌اى نیاورى، گویند: چرا [از پیش خود] آن را برنگزیدى؟ بگو: من فقط از چیزى پیروى مى‌کنم که از پروردگارم به من وحى مى‌شود. این [قرآن‌] روشنگرى‌هایى از پروردگار شما است و هدایت و رحمتى است براى قومى که ایمان مى‌آورند///و هر گاه براى آنان آیاتى نیاورى، مى‌گویند: «چرا آن را خود برنگزیدى؟ «بگو: «من فقط آنچه را که از پروردگارم به من وحى مى‌شود پیروى مى‌کنم. این [قرآن‌] رهنمودى است از جانب پروردگار شما و براى گروهى که ایمان مى‌آورند هدایت و رحمتى است.///و هرگاه آیه‌اى براى آنان نیاورى، [و چند روزى تلاوت وحى قطع شود،] مى‌گویند: «چرا آیه‌اى برنگزیدى؟» بگو: «من فقط چیزى را پیروى مى‌کنم که از سوى پروردگارم بر من وحى مى‌شود. این [قرآن]، بصیرت‌هایى از سوى پروردگارتان است و براى کسانى که ایمان آورند، مایه‌ى هدایت و رحمت است.»///و هر زمان که تو آیتی بر آنها نیاوری بر تو اعتراض کنند که چرا آیتی فراهم نساختی؟ بگو: من تنها پیروی از آنچه از خدایم به من وحی رسد خواهم کرد، این آیات قرآن است مایه بصیرت‌هایی از جانب پروردگار شما و هدایت و رحمتی برای گروهی که ایمان آورند.///و چون برای آنان آیه‌ای نیاوری گویند چرا از خود برنمی‌سازی؟ بگو فقط از آنچه از سوی پروردگارم به من وحی می‌شود پیروی می‌کنم، این روشنگریهایی از سوی پروردگارتان و رهنمود و رحمتی برای اهل ایمان است‌///هنگامی که (در نزول وحی تاخیر افتد، و) آیه‌ای برای آنان نیاوری، می‌گویند: «چرا خودت (از پیش خود) آن را برنگزیدی؟!» بگو: «من تنها از چیزی پیروی می‌کنم که بر من وحی می‌شود؛ این وسیله بینایی از طرف پروردگارتان، و مایه هدایت و رحمت است برای جمعیتی که ایمان می‌آورند.///و هرگاه نیاوریشان آیتی گویند چرا آیتی نساختی بگو پیروی نکنم جز آنچه را وحی شود به من از پروردگار من اینک بینشهائی از پروردگارتان و هدایت و رحمتی برای گروهی که ایمان آرند///و هنگامی که برای آنان نشانه‌ای (ربانی، موافق میلشان) نیاوری، گویند: «چرا آن را برنگزیدی‌؟» بگو: «من فقط آنچه را که از پروردگارم به من وحی می‌شود پیروی می‌کنم. این (قرآن) دیدگاه‌هایی است از جانب پروردگارتان، و برای گروهی که ایمان می‌آورند هدایت و رحمتی (بزرگ) است.» quran_en_fa When the Qur'an is read, listen to it with attention, and hold your peace: that ye may receive Mercy. و هنگامی که قرآن خوانده شود، به آن گوش فرا دهید و سکوت کنید تا مشمول رحمت شوید.///و هنگامی که قرآن خوانده شود، به آن گوش فرا دهید و سکوت کنید تا مشمول رحمت شوید.///چون قرآن خوانده شود به آن گوش فرا دهید و خاموش باشید، شاید مشمول رحمت خدا شوید.///و چون قرآن خوانده شود، به آن گوش [جان‌] بسپارید و خاموش باشید تا مشمول رحمت شوید///و چون قرآن خوانده شود، گوش بدان فرا دارید و خاموش مانید، امید که بر شما رحمت آید.///و هرگاه قرآن خوانده شود، به آن گوش دهید و ساکت شوید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید.///و چون قرآن قرائت شود همه گوش بدان فرا دهید و سکوت کنید، باشد که مورد لطف و رحمت حق شوید.///و چون قرآن خوانند به آن گوش بسپارید و [در برابر آن‌] خاموش باشید، باشد که مشمول رحمت شوید///هنگامی که قرآن خوانده شود، گوش فرا دهید و خاموش باشید؛ شاید مشمول رحمت خدا شوید!///و گاهی که خوانده شود قرآن گوش دهید بدان و خموشی گزینید شاید رحم کرده شوید///و هنگامی که قرآن خوانده شود، گوش بدان فرا دارید و (خود و دیگران را) خاموش کنید، شاید مورد رحمت قرار گیرید. quran_en_fa And do thou (O reader!) Bring thy Lord to remembrance in thy (very) soul, with humility and in reverence, without loudness in words, in the mornings and evenings; and be not thou of those who are unheedful. و پروردگارت را در دل خود بامدادان و شامگاهان از روی فروتنی و زاری و بیم و ترس به صدایی آرام وآهسته یاد کن و [نسبت به ذکر خدا] از بی خبران مباش.///و پروردگارت را در دل خود بامدادان و شامگاهان از روی فروتنی و زاری و بیم و ترس به صدایی آرام وآهسته یاد کن و [نسبت به ذکر خدا] از بی خبران مباش.///پروردگارت را در دل خود به تضرع و ترس، بى‌آنکه صداى خود بلند کنى، هر صبح و شام یاد کن و از غافلان مباش.///و پروردگار خویش را در ضمیر خود و به آرامى هر صبح و شام با خوف و زارى یاد کن و از غافلان مباش///و در دل خویش، پروردگارت را بامدادان و شامگاهان با تضرع و ترس، بى‌صداى بلند، یاد کن و از غافلان مباش.///و پروردگارت را از روى تضرع و خوف، آهسته و آرام، در دل خود و در هر صبح و شام، یاد کن و از غافلان مباش.///خدای خود را با تضرع و پنهانی و بی‌آنکه آواز برکشی در صبح و شام یاد کن و از غافلان مباش.///و پروردگارت را در بامدادان و شامگاهان در دلت به زاری و ترس و بدون بانگ برداشتن، یاد کن و از غافلان مباش‌///پروردگارت را در دل خود، از روی تضرع و خوف، آهسته و آرام، صبحگاهان و شامگاهان، یاد کن؛ و از غافلان مباش!///و یاد کن پروردگار خویش را درون خود به زاری و ترس و پست‌تر از گفتار بلند بامدادان و شبانگاه و نباش از غافلان‌///و در خودت [: جانت] پروردگارت را - بامدادان و شامگاهان - با تضرع و ترس - بی‌صدای بلند - یاد کن و از غافلان مباش. quran_en_fa Those who are near to thy Lord, disdain not to do Him worship: They celebrate His praises, and prostrate before Him. یقینا مقربان و نزدیکان خدا هیچ گاه از عبادت و بندگی اش تکبر نمی‌ورزند، وهمواره او را تسبیح می‌گویند، و پیوسته برای او سجده می‌کنند.///یقینا مقربان و نزدیکان خدا هیچ گاه از عبادت و بندگی اش تکبر نمی‌ورزند، وهمواره او را تسبیح می‌گویند، و پیوسته برای او سجده می‌کنند.///هرآینه آنان که در نزد پروردگار تو هستند از پرستش او سر نمى‌تابند و تسبیحش مى‌گویند و برایش سجده مى‌کنند.///به یقین، کسانى که نزد پروردگار تو [و در مقام قرب معنوى‌] هستند از بندگى او سر نتابند و تسبیحش گویند و براى او سجده کنند///به یقین، کسانى که نزد پروردگار تو هستند، از پرستش او تکبر نمى‌ورزند و او را به پاکى مى‌ستایند و براى او سجده مى‌کنند.///همانا کسانى که مقربان درگاه پروردگارت هستند، از پرستش او سر باز نمى‌زنند، او را تسبیح مى‌گویند و براى او سجده مى‌کنند.///آنان (یعنی ارواح و فرشتگانی) که در حضور پروردگار تواند هیچ‌گاه از بندگی او سرکشی نکنند و پیوسته به تسبیح و تنزیه ذات احدیت و به سجده او مشغولند.///کسانی که نزد پروردگارت هستند [تقرب دارند] از عبادت او گردنکشی نمی‌کنند و او را تسبیح می‌گویند و بر او سجده می‌برند///آنها که (در مقام قرب) نزد پروردگار تو هستند، (هیچ‌گاه) از عبادتش تکبر نمی‌ورزند، و او را تسبیح می‌گویند، و برایش سجده می‌کنند.///همانا آنان که نزد پروردگار تواند کبر نورزند از پرستش او و می‌ستایندش و برای او سجده می‌کنند///کسانی که نزد [: قرب معرفتی] پروردگارت هستند، از پرستش او تکبر نمی‌ورزند و او را به پاکی می‌ستایند و تنها برای او سجده می‌کنند. quran_en_fa They ask thee concerning (things taken as) spoils of war. Say: "(such) spoils are at the disposal of Allah and the Messenger: So fear Allah, and keep straight the relations between yourselves: Obey Allah and His Messenger, if ye do believe." از تو درباره انفال] یعنی غنایم جنگی و هر گونه مالی که مالک معینی ندارد [می پرسند، [که مالک آنها کیست و چگونه باید تقسیم شود؟] بگو: [مالکیت حقیقی] انفال ویژه خدا وپیامبر است، پس اگر مؤمن هستید [نسبت به انفال] از خدا پروا کنید و [اختلاف و نزاع] بین خود را اصلاح نمایید، و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید.///از تو درباره انفال] یعنی غنایم جنگی و هر گونه مالی که مالک معینی ندارد [می پرسند، [که مالک آنها کیست و چگونه باید تقسیم شود؟] بگو: [مالکیت حقیقی] انفال ویژه خدا وپیامبر است، پس اگر مؤمن هستید [نسبت به انفال] از خدا پروا کنید و [اختلاف و نزاع] بین خود را اصلاح نمایید، و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید.///تو را از غنایم جنگى مى‌پرسند، بگو: غنایم جنگى متعلق به خدا و پیامبر است. پس اگر از مؤمنان هستید، از خداى بترسید و با یکدیگر به آشتى زیست کنید و از خدا و پیامبرش فرمان برید.///از تو در باره‌ى غنیمت‌ها مى‌پرسند، بگو: غنیمت‌ها از آن خدا و رسول است. پس از خدا پروا دارید و روابط خود را اصلاح کنید و از خدا و رسولش اطاعت کنید اگر مؤمن هستید/// [اى پیامبر،] از تو در باره غنایم جنگى مى‌پرسند. بگو: «غنایم جنگى اختصاص به خدا و فرستاده [او] دارد. پس از خدا پروا دارید و با یکدیگر سازش نمایید، و اگر ایمان دارید از خدا و پیامبرش اطاعت کنید.///[اى پیامبر!] از تو درباره‌ى انفال [غنائم جنگى و اموال عمومى] مى‌پرسند. بگو: «انفال، از آن خدا و پیامبر است. پس، از خداوند پروا کنید و [روابط] میان خودتان را اصلاح کنید و اگر ایمان دارید، از خدا و رسولش اطاعت کنید.»///(ای رسول ما) امت از تو حکم انفال را سؤال کنند (یعنی غنایمی که بدون جنگ از دشمنان به دست مسلمانان آید و زمینهای خراب بی‌مالک، معادن، بیشه‌ها، فراز کوهها، کف رودها، ارث کسی که وارث ندارد، قطایع ملوک، خلاصه ثروتی که بی‌رنج مردم حاصل شود) جواب ده که انفال مخصوص خدا و رسول است (که رسول و جانشینانش به هر کس و هر قدر صلاح دانند ببخشند) پس شما مؤمنان باید از خدا بترسید و در رضایت و مسالمت و اتحاد بین خودتان بکوشید و خدا و رسول او را اطاعت کنید اگر اهل ایمانید.///از تو درباره [تقسیم‌] انفال می‌پرسند، بگو [حکم تقسیم‌] انفال مختص به خدا و رسول [او] است، پس از خداوند پروا کنید و بین خودتان آشتی کنید، و اگر به راستی مؤمن هستید از خداوند و پیامبر او اطاعت کنید///از تو درباره انفال [= غنایم، و هرگونه مال بدون مالک مشخص‌] سؤال می‌کنند؛ بگو: «انفال مخصوص خدا و پیامبر است؛ پس، از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و خصومتهایی را که در میان شماست، آشتی دهید! و خدا و پیامبرش را اطاعت کنید اگر ایمان دارید!///پرسندت از بهره‌های جنگ بگو آنها از آن خدا و پیمبر است پس بترسید خدا را و اصلاح کنید میانه خویش را و فرمان برید خدا و پیمبرش را اگر هستید مؤمنان‌///(ای پیامبر!) تو را از انفال [: اموال همگانی افزون بر کوشش‌هاشان] می‌پرسند. بگو: «این اموال اختصاص به خدا و فرستاده‌ (ی او) دارد. پس از خدا پروا بدارید و میان یکدیگر سازش دهید و اگر ایمان داشته‌اید از خدا و پیامبرش اطاعت کنید.» quran_en_fa For, Believers are those who, when Allah is mentioned, feel a tremor in their hearts, and when they hear His signs rehearsed, find their faith strengthened, and put (all) their trust in their Lord; مؤمنان، فقط کسانی هستند که چون یاد خدا شود، دل هایشان ترسان می‌شود، وهنگامی که آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان می‌افزاید، و بر پروردگارشان توکل می‌کنند.///مؤمنان، فقط کسانی هستند که چون یاد خدا شود، دل هایشان ترسان می‌شود، وهنگامی که آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان می‌افزاید، و بر پروردگارشان توکل می‌کنند.///مؤمنان کسانى هستند که چون نام خدا برده شود خوف بر دلهاشان چیره گردد و چون آیات خدا بر آنان خوانده شود ایمانشان افزون گردد و بر پروردگارشان توکل مى‌کنند؛///مؤمنان فقط آن کسانند که چون یاد خدا شود دل‌هایشان ترسان شود و چون آیات او بر آنها تلاوت شود ایمانشان را بیفزاید و بر خداى خویش توکل کنند///مؤمنان، همان کسانى‌اند که چون خدا یاد شود دلهایشان بترسد، و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید، و بر پروردگار خود توکل مى‌کنند.///مؤمنان، تنها کسانى هستند که هرگاه نام خدا برده شود، دل‌هایشان [از عظمت او] لرزان شود و هر گاه آیات خدا بر آنان تلاوت شود، ایمانشان را مى‌افزاید و تنها بر پروردگارشان توکل مى‌کنند.///مؤمنان حقیقی آنانند که چون ذکری از خدا شود دلهاشان ترسان و لرزان شود و چون آیات خدا را بر آنها تلاوت کنند بر مقام ایمانشان بیفزاید و به خدای خود در هر کار توکل می‌کنند.///مؤمنان همان کسانی هستند که چون یاد خدا به میان آید دلهایشان ترسان شود و چون آیات او را برایشان بخوانند، بر ایمانشان بیفزاید و بر پروردگارشان توکل کنند///مؤمنان، تنها کسانی هستند که هرگاه نام خدا برده شود، دلهاشان ترسان میگردد؛ و هنگامی که آیات او بر آنها خوانده می‌شود، ایمانشان فزونتر می‌گردد؛ و تنها بر پروردگارشان توکل دارند.///جز این نیست که مؤمنان آنانند که هرگاه یاد خدا شود بهراسد دلهاشان و هرگاه خوانده شود بر ایشان آیتهای او بفزایدشان ایمان و بر پروردگار خویش توکل کنند///مؤمنان، تنها همان کسانی‌اند که هنگامی که خدا یاد شود دل‌هایشان (از عظمتش) بهراسد و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید، و بر پروردگارشان توکل می‌کنند. quran_en_fa Who establish regular prayers and spend (freely) out of the gifts We have given them for sustenance: هم آنان که نماز را برپا می‌دارند و ازآنچه به آنان روزی داده‌ایم، انفاق می‌کنند.///هم آنان که نماز را برپا می‌دارند و ازآنچه به آنان روزی داده‌ایم، انفاق می‌کنند.///همان کسان که نماز مى‌گزارند و از آنچه روزیشان داده‌ایم انفاق مى‌کنند///همانان که نماز را برپا دارند و از آنچه روزیشان داده‌ایم انفاق کنند///همانان که نماز را به پا مى‌دارند و از آنچه به ایشان روزى داده‌ایم انفاق مى‌کنند.///آنان که نماز را بر پا مى‌دارند و از آنچه به ایشان روزى داده‌ایم، انفاق مى‌کنند.///آنان که نماز را به پا می‌دارند و از هر چه روزی آنها کرده‌ایم انفاق می‌کنند.///[همان‌] کسانی که نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم [به دیگران‌] می‌بخشند///آنها که نماز را برپا می‌دارند؛ و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم، انفاق می‌کنند.///آنان که بپای می‌دارند نماز را و از آنچه روزیشان داده‌ایم ببخشند///کسانی که نماز را بر پا می‌دارند و از آنچه به ایشان روزی داده‌ایم انفاق می‌کنند. quran_en_fa Such in truth are the believers: they have grades of dignity with their Lord, and forgiveness, and generous sustenance: مؤمنان واقعی و حقیقی فقط آنانند، برای ایشان نزد پروردگارشان درجاتی بالا و آمرزش و رزق نیکو و فراوانی است.///مؤمنان واقعی و حقیقی فقط آنانند، برای ایشان نزد پروردگارشان درجاتی بالا و آمرزش و رزق نیکو و فراوانی است.///اینان مؤمنان حقیقى هستند. در نزد پروردگارشان صاحب درجاتند و مغفرت و رزقى نیکو.///آنها مؤمن حقیقى هستند، و ایشان را نزد پروردگارشان منزلت‌ها و آمرزش و روزى کریمانه است///آنان هستند که حقا مؤمنند، براى آنان نزد پروردگارشان درجات و آمرزش و روزى نیکو خواهد بود.///آنان، همان مؤمنان حقیقى هستند. براى آنان نزد پروردگارشان درجات و آمرزش و روزى سخاوتمندانه و نیکوست.///آنها به راستی و حقیقت اهل ایمانند که نزد خدا مراتب بلند و آمرزش و روزی نیکو دارند.///اینان به راستی مؤمن‌اند، [و] ایشان را نزد پروردگارشان درجات [عالی‌] است و آمرزش و روزی شایسته است‌///(آری،) مؤمنان حقیقی آنها هستند؛ برای آنان درجاتی (مهم) نزد پروردگارشان است؛ و برای آنها، آمرزش و روزی بی‌نقص و عیب است.///آنانند مؤمنان بدرست ایشان را است پایه‌هائی نزد پروردگارشان و آمرزشی و روزیی گرامی‌///برایشان نزد پروردگارشان درجات و پوشش و روزی‌ای گرامی و پرکرامت است. quran_en_fa Just as thy Lord ordered thee out of thy house in truth, even though a party among the Believers disliked it, همان گونه که پروردگارت تو را به درستی و راستی از خانه‌ات [به سوی جنگ بدر] بیرون آورد و گروهی ازمؤمنان [از رفتن به جنگ] ناخشنود بودند [همان گونه گروهی از آنان از کیفیت تقسیم غنایم جنگی ناخشنودند.]///همان گونه که پروردگارت تو را به درستی و راستی از خانه‌ات [به سوی جنگ بدر] بیرون آورد و گروهی ازمؤمنان [از رفتن به جنگ] ناخشنود بودند [همان گونه گروهی از آنان از کیفیت تقسیم غنایم جنگی ناخشنودند.]///آنچنان بود که پروردگارت تو را از خانه‌ات به حق بیرون آورد، حال آنکه گروهى از مؤمنان ناخشنود بودند.///همان گونه که پروردگارت تو را [براى جنگ بدر] به حق از خانه‌ات بیرون فرستاد ولى گروهى از مؤمنان به شدت کراهت داشتند///همان گونه که پروردگارت تو را از خانه‌ات به حق بیرون آورد و حال آنکه دسته‌اى از مؤمنان سخت کراهت داشتند.///[ناخشنودى بعضى مسلمانان از تقسیم غنائم،] همانند آن [زمانى] است که پروردگارت تو را [براى جنگ بدر،] از خانه‌ات به حق خارج کرد، در حالى­که گروهى از مؤمنان [از حضور در جنگ] ناخشنود بودند.///همان گونه که خدا تو را از خانه خود به حق (در جنگ بدر) بیرون آورد و گروهی از مؤمنان، سخت رأی خلاف و کراهت اظهار کردند (و تو به مخالفت آنها از حکم حق بازنگشتی، در امر انفال و غیر آن هم به خواهش مردم توجه مکن، پیرو امر خدا باش و از خلق ابدا اندیشه مدار).///همچنانکه پروردگارت تو را از خانه‌ات [مدینه‌] به حق بیرون آورد، و گروهی از مؤمنان آن را ناخوش می‌داشتند///همان‌گونه که خدا تو را بحق از خانه (به سوی میدان بدر،) بیرون فرستاد، در حالی که گروهی از مؤمنان ناخشنود بودند (؛ ولی سرانجامش پیروزی بود! ناخشنودی عده‌ای از چگونگی تقسیم غنایم بدر نیز چنین است)!///بدانسان که برون آورد تو را پروردگار تو از خانه‌ات به حق حالی که گروهی از مؤمنانند ناخوش‌دارندگان‌///همان‌گونه که پروردگارت تو را از خانه‌ات بحق بیرون آورد و (حال آنکه) دسته‌ای از مؤمنان بی‌گمان ناخوشایندشان است. quran_en_fa Disputing with thee concerning the truth after it was made manifest, as if they were being driven to death and they (actually) saw it. پس از آنکه حق [بودن انگیزه‌های رفتنت به جنگ بدر] روشن شد با تو در این حق [روشن و آشکار] مجادله و ستیزه می‌کنند [تا رأی خود را در ترک جنگ به عنوان اینکه جنگی نابرابر است، تحمیل کنند؛ چنان از شرکت در جنگ ترسیده بودند] که گویا به سوی مرگ رانده می‌شوند و آن را با چشم خود می‌بینند!!///پس از آنکه حق [بودن انگیزه‌های رفتنت به جنگ بدر] روشن شد با تو در این حق [روشن و آشکار] مجادله و ستیزه می‌کنند [تا رأی خود را در ترک جنگ به عنوان اینکه جنگی نابرابر است، تحمیل کنند؛ چنان از شرکت در جنگ ترسیده بودند] که گویا به سوی مرگ رانده می‌شوند و آن را با چشم خود می‌بینند!!///با آنکه حقیقت بر آنها آشکار شده درباره آن با تو مجادله مى‌کنند، چنان قدم برمى‌دارند که گویى مى‌بینند که آنها را به سوى مرگ مى‌برند.///آنها پس از روشن شدن حق [و ضرورت جهاد] باز با تو در باره آن مجادله مى‌کنند گویى به سوى مرگ رانده مى‌شوند و خود مى‌نگرند///با تو در باره حق -بعد از آنکه روشن گردید- مجادله مى‌کنند. گویى که آنان را به سوى مرگ مى‌رانند و ایشان [بدان‌] مى‌نگرند.///آنان درباره‌ى حق [بودن جنگ بدر]، پس از آن که روشن شده بود، با تو مجادله مى‌کنند. [چنان که] گویى به سوى مرگ رانده مى‌شوند و [نابودى خود را] مى‌نگرند.///(مردم نادان) در حکم حق با آنکه حق آشکار و روشن گردید با تو جدل و نزاع خواهند کرد (و چنان حکم حق و طاعت خدا بر آنها دشوار و سخت است) که گویی معاینه می‌نگرند که آنها را به جانب مرگ می‌کشند.///[و] درباره حق پس از آشکار شدنش با تو مجادله می‌کردند، گویی که ایشان را به سوی مرگ می‌رانند و ایشان همچنان نظاره می‌کنند///آنها پس از روشن شدن حق، باز با تو مجادله می‌کردند؛ (و چنان ترس و وحشت آنها را فراگرفته بود، که) گویی به سوی مرگ رانده می‌شوند، و آن را با چشم خود می‌نگرند!///می‌ستیزند با تو در حق پس از آنکه پدیدار شد گوئیا رانده می‌شوند بسوی مرگ و آنانند نگران‌///با تو درباره‌ی حق - بعد از آنکه روشن گردید - مجادله می‌کنند؛ گویی بی‌چون به سوی مرگ رانده می‌شوند، در حالی که آنان (با چشمان باز) می‌نگرند. quran_en_fa Behold! Allah promised you one of the two (enemy) parties, that it should be yours: Ye wished that the one unarmed should be yours, but Allah willed to justify the Truth according to His words and to cut off the roots of the Unbelievers;- و [یاد کنید] هنگامی را که خدا پیروزی بر یکی ازدو گروه [سپاه دشمن یا کاروان تجارتی قریش] را به شما وعده داد، و شما دوست داشتید بر کاروان تجارتی قریش دست یابید، ولی خدا می‌خواست پیروزی در میدان جنگ را با فرمان نافذی [که دایر بر پیروزی مؤمنان و شکست دشمنان جاری ساخته بود] تحقق دهد و ریشه کافران را قطع کند.///و [یاد کنید] هنگامی را که خدا پیروزی بر یکی ازدو گروه [سپاه دشمن یا کاروان تجارتی قریش] را به شما وعده داد، و شما دوست داشتید بر کاروان تجارتی قریش دست یابید، ولی خدا می‌خواست پیروزی در میدان جنگ را با فرمان نافذی [که دایر بر پیروزی مؤمنان و شکست دشمنان جاری ساخته بود] تحقق دهد و ریشه کافران را قطع کند.///و به یاد آر آنگاه را که خدا به شما وعده داد که یکى از آن دو گروه به دست شما افتد و دوست داشتید که آن گروه که عارى از قدرت است، به دست شما افتد، حال آنکه خدا مى‌خواست با سخنان خویش حق را بر جاى خود نشاند و ریشه کافران را قطع کند.///و [فراموش نکنید] آن زمان را که خداوند به شما وعده مى‌داد که یکى از آن دو گروه نصیب شماست، ولى شما دوست داشتید [کاروان‌] غیر مسلح نصیب شما گردد، و خدا مى‌خواست که با سخنان خویش حق را پایدار سازد و ریشه کافران را برکند///و [به یاد آورید] هنگامى را که خدا یکى از دو دسته [کاروان تجارتى قریش یا سپاه ابوسفیان‌] را به شما وعده داد که از آن شما باشد، و شما دوست داشتید که دسته بى‌سلاح براى شما باشد، و [لى‌] خدا مى‌خواست حق [=اسلام‌] را با کلمات خود ثابت، و کافران را ریشه‌کن کند.///و [به یاد آورید] زمانى که خداوند شما را وعده مى‌داد که یکى از دو گروه [کاروان تجارتى، یا لشکر دشمن،] از آن شما خواهد بود و شما دوست داشتید گروه غیر مسلح، در اختیارتان قرار گیرد. در حالى که خداوند مى‌خواهد حق را با کلمات [و سنت‌هاى] خویش استوار ساخته، ریشه‌ى کفار را برکند. [از این رو، شما را در بدر پیروز ساخت.]///به یاد آر هنگامی که خدا به شما وعده فتح بر یکی از دو طایفه را می‌داد (غلبه بر سپاه قریش یا کاروان تجاری شام) و شما مسلمین مایل بودید که آن طایفه که شوکت و سلاحی همراه ندارند نصیب شما شود، و خدا می‌خواست که حق را با سخنان خود (که وعده پیروزی حق را داده است) ثابت گرداند و از بیخ و بن ریشه کافران را برکند.///و یاد آورید که خداوند به شما وعده داده بود که یکی از دو طایفه نصیب شما [و مغلوب شما] ست، و دوست می‌داشتید آنکه بدون سلاح است [کاروان تجاری‌] نصیب شما باشد، و حال آنکه خداوند می‌خواست که به کلمات خویش حق را احقاق کند و ریشه کافران را برکند///و (به یاد آرید) هنگامی را که خداوند به شما وعده داد که یکی از دو گروه [= کاروان تجاری قریش، یا لشکر مسلح آنها] نصیب شما خواهد بود؛ و شما دوست می‌داشتید که کاروان (غیر مسلح) برای شما باشد (و بر آن پیروز شوید)؛ ولی خداوند می‌خواهد حق را با کلمات خود تقویت، و ریشه کافران را قطع کند؛ (از این رو شما را بر خلاف میلتان با لشکر قریش درگیر ساخت، و آن پیروزی بزرگ نصیبتان شد.)///و هنگامی که وعده می‌دادتان خدا یکی از دو گروه را که آن از آن شما است و دوست می‌داشتید که جز شوکتمند شما را باشد و خدا می‌خواست جایگزین کند حق را به کلمات خود و ببرد دنباله کافران را///و چون خدا یکی از دو دسته (ی کاروان تجارتی قریش یا سپاه ابوسفیان) را به شما وعده داد که بی‌گمان از آن شما باشند و شما دوست داشتید که دسته‌ی بی‌سازوبرگ برای شما باشد حال آنکه خدا می‌خواهد حق [: اسلام] را با کلمات خود ثابت و کافران را ریشه‌کن کند، quran_en_fa That He might justify Truth and prove Falsehood false, distasteful though it be to those in guilt. تا حق را ثابت [و پابرجا و استوار نماید] وباطل را نابود سازد، هر چند مجرمان خوش نداشته باشند.///تا حق را ثابت [و پابرجا و استوار نماید] وباطل را نابود سازد، هر چند مجرمان خوش نداشته باشند.///تا حق را ثابت و باطل را ناچیز گرداند، هر چند گناهکاران ناخشنود باشند.///تا حق را تثبیت کند و باطل را زایل گرداند، هر چند مجرمان خوش نداشته باشند///تا حق را ثابت و باطل را نابود گرداند، هر چند بزهکاران خوش نداشته باشند.///تا حق را استوار و باطل را نابود سازد، هر چند مجرمان خوش نداشته باشند.///تا حق را محقق و پایدار کند و باطل را محو و نابود سازد هر چند بدکاران را خوش نیاید.///تا حق را -ولو گناهکاران ناخوش داشته باشنداحقاق و باطل را ابطال کند///تا حق را تثبیت کند، و باطل را از میان بردارد، هر چند مجرمان کراهت داشته باشند.///تا بپای دارد حق را و تباه کند باطل را و اگر چه ناخوش دارند گنهکاران‌///تا حق را ثابت و باطل را نابود گرداند؛ هر چند بزهکاران را هرگز خوش نیاید. quran_en_fa Remember ye implored the assistance of your Lord, and He answered you: "I will assist you with a thousand of the angels, ranks on ranks." [یاد کنید] هنگامی را که [در حال مشاهده دشمن تا دندان مسلح با دعا و زاری] ازپروردگارتان یاری خواستید، و او درخواست شما را اجابت کرد که من مسلما شما را با هزار فرشته که پی در پی نازل می‌شوند، یاری می‌دهم.///[یاد کنید] هنگامی را که [در حال مشاهده دشمن تا دندان مسلح با دعا و زاری] ازپروردگارتان یاری خواستید، و او درخواست شما را اجابت کرد که من مسلما شما را با هزار فرشته که پی در پی نازل می‌شوند، یاری می‌دهم.///و آنگاه که از پروردگارتان یارى خواستید و خدا بپذیرفت که من با هزار فرشته که از پى یکدیگر مى‌آیند یاریتان مى‌کنم.///[یاد آورید] هنگامى را که از خداى خود کمک مى‌خواستید، پس او دعاى شما را اجابت کرد که من با هزار فرشته که از پى یکدیگر در آیند مددکار شمایم/// [به یاد آورید] زمانى را که پروردگار خود را به فریاد مى‌طلبیدید، پس دعاى شما را اجابت کرد که: «من شما را با هزار فرشته پیاپى، یارى خواهم کرد.»///[به یاد آورید] زمانى که [در جنگ بدر،] از پروردگارتان فریادرسى مى‌طلبیدید، پس او دعا و خواسته‌ى شما را اجابت کرد [و فرمود:] «من یارى‌دهنده شما با فرستادن هزار فرشته پیاپى هستم.»///(به یاد آرید) هنگامی که استغاثه و زاری به پروردگار خود می‌کردید، پس دعای شما را اجابت کرد که من سپاهی منظم از هزار فرشته به مدد شما می‌فرستم.///یاد آورید هنگامی که به پروردگارتان استغاثه کردید، و او دعای شما را اجابت کرد [و فرمود] که من یاری‌دهنده شما با [فرو فرستادن‌] هزار فرشته پیاپی هستم‌///(به خاطر بیاورید) زمانی را (که از شدت ناراحتی در میدان بدر،) از پروردگارتان کمک می‌خواستید؛ و او خواسته شما را پذیرفت (و گفت): من شما را با یکهزار از فرشتگان، که پشت سر هم فرود می‌آیند، یاری می‌کنم.///هنگامی که می‌نالیدید (کمک می‌خواستید) به پروردگار خود پس اجابت کرد برای شما که کمک‌کننده‌ام شما را به هزار تن از فرشتگان دوش به دوش‌///چون پروردگارتان را با ناله به پناه جستید، پس دعای شما را برایتان اجابت کرد که: «من همانا شما را با هزار فرشته‌ی جلودار، صف‌اندر‌صف یاری خواهم کرد.» quran_en_fa Allah made it but a message of hope, and an assurance to your hearts: (in any case) there is no help except from Allah: and Allah is Exalted in Power, Wise. و خدا آن [وعده یاری] را فقط مژده و نویدی برای شما قرار داد و نیز برای آنکه دل هایتان به سبب آن آرامش یابد؛ و گرنه پیروزی فقط از سوی خداست؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///و خدا آن [وعده یاری] را فقط مژده و نویدی برای شما قرار داد و نیز برای آنکه دل هایتان به سبب آن آرامش یابد؛ و گرنه پیروزی فقط از سوی خداست؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///و آن کار را خدا جز براى شادمانى شما نکرد و تا دلهایتان بدان آرام گیرد. و یارى تنها از سوى خداست که او پیروزمند و حکیم است.///و خداوند آن را جز بشارتى براى شما قرار نداد، تا دل‌هاى شما به آن اطمینان یابد، و نصرت و پیروزى تنها از جانب خداست. [و] مسلما خداوند شکست‌ناپذیر حکیم است///و این [وعده‌] را خداوند جز نویدى [براى شما] قرار نداد، و تا آنکه دلهاى شما بدان اطمینان یابد؛ و پیروزى جز از نزد خدا نیست، که خدا شکست ناپذیر [و] حکیم است.///و خداوند، آن [نزول فرشتگان] را تنها براى بشارت و اینکه دل‌هایتان با آنان آرامش یابد، قرار داد و نصرت و پیروزى، فقط از سوى خداست. [پس به قدرت خود و امداد فرشتگان هم تکیه نکنید.] همانا خداوند، شکست‌ناپذیر حکیم است.///و این مدد فرشتگان را خدا نفرستاد مگر آنکه بشارت و مژده فتح باشد و تا دلهای شما (به وعده خدا) مطمئن شود و (بدانید که) نصرت و فیروزی نیست مگر از جانب خدا، که خدا را کمال قدرت و حکمت است.///و خداوند آن را جز بشارتی برای شما نکرد و تا دلهایتان با آن آرام بگیرد، و پیروزی جز از سوی خداوند نیست، که خداوند پیروزمند فرزانه است‌///ولی خداوند، این را تنها برای شادی و اطمینان قلب شما قرار داد؛ وگرنه، پیروزی جز از طرف خدا نیست؛ خداوند توانا و حکیم است!///و نگردانید آن را خدا جز بشارتی و تا آرام گیرد بدان دلهای شما حالی که نیست یاری جز از نزد خدا همانا خداوند است عزتمند حکیم‌///و خدا این (وعده) را جز نویدی (برای شما) قرار نداد و برای آنکه دل‌هایتان بدان آرامش یابد. و پیروزی جز از نزد خدا نیست. خدا همواره کانون عزت و حکمت است. quran_en_fa Remember He covered you with a sort of drowsiness, to give you calm as from Himself, and he caused rain to descend on you from heaven, to clean you therewith, to remove from you the stain of Satan, to strengthen your hearts, and to plant your feet firmly therewith. و [یاد کنید] هنگامی را که به سبب امنیت و آرامشی که ازسوی خدا یافتید، خواب سبکی را به همه شما مسلط کرد و برایتان آبی از آسمان نازل کرد تا شما را به وسیله آن [از آلودگی‌ها] پاک کند، و وسوسه شیطان را [که از بدترین کثافات است] از شما برطرف نماید، و دل هایتان را استحکام دهد، و گام هایتان را به آن استوار و پا برجا کند.///و [یاد کنید] هنگامی را که به سبب امنیت و آرامشی که ازسوی خدا یافتید، خواب سبکی را به همه شما مسلط کرد و برایتان آبی از آسمان نازل کرد تا شما را به وسیله آن [از آلودگی‌ها] پاک کند، و وسوسه شیطان را [که از بدترین کثافات است] از شما برطرف نماید، و دل هایتان را استحکام دهد، و گام هایتان را به آن استوار و پا برجا کند.///و به یاد آر آنگاه را که خدا چنان ایمنیتان داده بود که خوابى سبک شما را فروگرفت و از آسمان برایتان بارانى بارید تا شست‌وشویتان دهد و وسوسه شیطان را از شما دور کند و دلهاتان را قوى گرداند و قدمهاتان را استوار سازد.///و آن‌گاه که شما را بدان خواب سبک که امانى از جانب وى بود فرو مى‌پوشانید، و از آسمان بارانى بر شما مى‌فرستاد که با آن پاکتان کند و آلودگى شیطان را از شما بزداید و دل‌هایتان را محکم و گام‌هایتان را بدان استوار سازد/// [به یاد آورید] هنگامى را که [خدا] خواب سبک آرامش‌بخشى که از جانب او بود بر شما مسلط ساخت، و از آسمان بارانى بر شما فرو ریزانید تا شما را با آن پاک گرداند، و وسوسه شیطان را از شما بزداید و دلهایتان را محکم سازد و گامهایتان را بدان استوار دارد.///[به یاد آورید] زمانى که [خداوند] از سوى خود براى آرامش شما، خوابى سبک بر شما مسلط ساخت و از آسمان بارانى بر شما فرستاد تا شما را با آن پاک کند و پلیدى شیطان را از شما بزداید و دل‌هاى شما را محکم و گام‌هایتان را با آن استوار سازد.///(یاد آرید) هنگامی که خواب راحت را بر شما فرو پوشاند برای اینکه از جانب او ایمنی یابید و از آسمان آبی می‌فرستاد که شما را به آن آب پاک گرداند و وسوسه و کید شیطان را از شما دور سازد و دلهای شما را محکم و استوار گرداند و گامهای شما را استوار بدارد.///یاد آورید که شما را در پرده خوابی سبک که [در حکم‌] آرامش‌بخشی از سوی او بود، پوشاند، و از آسمان آبی بر شما بارید، تا شما را با آن پاکیزه بدارد و از شما پلیدی شیطان را بزداید، و دلهایتان را گرم و گامهایتان را بدان استوار کند///و (یاد آورید) هنگامی را که خواب سبکی که مایه آرامش از سوی خدا بود، شما را فراگرفت؛ و آبی از آسمان برایتان فرستاد، تا شما را با آن پاک کند؛ و پلیدی شیطان را از شما دور سازد؛ و دلهایتان را محکم، و گامها را با آن استوار دارد!///هنگامی که افکند بر شما خمار خواب را تا آرامشی باشد از او و فرستاد بر شما از آسمان آبی تا پاکتان سازد بدان و تا دور کند از شما چرک شیطان را و تا پیوند نهند بر دلهای شما و استوار سازد بدان قدمها را///چون (خدا) خواب سبک آرامش‌بخش را، از سوی خود بر (سراسر وجود) تان فراگیر می‌کند و از آسمان بارانی بر شما فرو می‌ریزد، تا شما را با آن پاک گرداند و وسوسه‌ی شیطان را از شما بزداید و دل‌هایتان را محکم سازد و گام‌ها (یتان) را بدان استوار دارد. quran_en_fa Remember thy Lord inspired the angels (with the message): "I am with you: give firmness to the Believers: I will instil terror into the hearts of the Unbelievers: smite ye above their necks and smite all their finger-tips off them." [یاد کن] هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد که من با شمایم، پس مؤمنان را [برای نبرد با دشمن] ثابت قدم دارید، [و] به زودی در دل کافران ترس می‌اندازم، پس سرهایشان را در هم کوبید و همه انگشتانشان را قطع کنید.///[یاد کن] هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد که من با شمایم، پس مؤمنان را [برای نبرد با دشمن] ثابت قدم دارید، [و] به زودی در دل کافران ترس می‌اندازم، پس سرهایشان را در هم کوبید و همه انگشتانشان را قطع کنید.///و آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان وحى کرد: من با شمایم. شما مؤمنان را به پایدارى وادارید. من در دلهاى کافران بیم خواهم افکند. بر گردنهایشان بزنید و انگشتانشان را قطع کنید.///آن‌گاه که پروردگارت به فرشتگان وحى مى‌کرد که من با شمایم، پس مؤمنان را مقاومت بخشید به زودى در دل‌هاى کافران هراس خواهم افکند، و فراز گردن‌ها [یشان‌] را بزنید و سر انگشتانشان را قطع کنید///هنگامى که پروردگارت به فرشتگان وحى مى‌کرد که من با شما هستم، پس کسانى را که ایمان آورده‌اند ثابت‌قدم بدارید. به زودى در دل کافران وحشت خواهم افکند. پس، فراز گردنها را بزنید، و همه سرانگشتانشان را قلم کنید.///[به یاد آور] زمانى که پروردگارت به فرشتگان وحى کرد که من با شمایم، پس شما افراد با ایمان را تقویت کنید، من نیز به زودى در دلهاى کافران، رعب و ترس خواهم افکند. پس فراز گردن‌ها را بزنید و همه‌ى سرانگشتانشان را قطع کنید.///(و یاد آر ای رسول) آن‌گاه که پروردگار تو به فرشتگان وحی کرد که من با شمایم، پس مؤمنان را ثابت قدم بدارید، که همانا من ترس در دل کافران می‌افکنم، پس گردنها را بزنید و همه انگشتان را قطع کنید.///چنین بود که پروردگارت به فرشتگان وحی فرستاد که من با شما هستم، مؤمنان را ثابت قدم بدارید، که به زودی در دل کافران هراس می‌افکنم، گردنها و سرانگشتانشان را قطع کنید///و (به یاد آر) موقعی را که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد: «من با شما هستم؛ کسانی را که ایمان آورده‌اند، ثابت قدم دارید! بزودی در دلهای کافران ترس و وحشت می‌افکنم؛ ضربه‌ها را بر بالاتر از گردن (بر سرهای دشمنان) فرود آرید! و همه انگشتانشان را قطع کنید!///هنگامی که وحی می‌فرستاد پروردگار تو بسوی فرشتگان که من با شما هستم پس استوار دارید آنان را که ایمان آوردند زود است افکنم در دلهای آنان که کفر ورزیدند هراس را پس بزنید فراز گردنها را و بزنید از ایشان هر سرانگشتی را///چون پروردگارت به فرشتگان وحی می‌کند (که): «من بی‌گمان با شمایم، پس کسانی را که ایمان آورده‌اند ثابت (قدم) بدارید. به زودی در دل کافران وحشت می‌افکنم، پس بالای گردن‌ها [: سرها] ی‌شان را بزنید و همه‌ی انگشتانشان را قلم کنید.» quran_en_fa This because they contended against Allah and His Messenger: If any contend against Allah and His Messenger, Allah is strict in punishment. این [کیفر سخت] به سبب این است که آنان با خدا و پیامبرش دشمنی و مخالفت کردند، و هر کس با خدا و پیامبرش دشمنی و مخالفت ورزد، پس [بداند که] یقینا خدا سخت کیفر است.///این [کیفر سخت] به سبب این است که آنان با خدا و پیامبرش دشمنی و مخالفت کردند، و هر کس با خدا و پیامبرش دشمنی و مخالفت ورزد، پس [بداند که] یقینا خدا سخت کیفر است.///زیرا با خدا و پیامبرش به مخالفت برخاستند. و هر که با خدا و پیامبرش مخالفت ورزد، بداند که عقوبت خدا سخت است.///این از آن روست که آنها با خدا و رسول او به مخالفت برخاستند، و هر که با خدا و رسولش به مخالفت برخیزد مسلما خداوند سخت کیفر است///این [کیفر] بدان سبب است که آنان با خدا و پیامبر او به مخالفت برخاستند، و هر کس با خدا و پیامبر او به مخالفت برخیزد قطعا خدا سخت‌کیفر است.///آن [فرمان]، به جهت آن بود که آنان در برابر خدا و پیامبرش گردن‌کشى کردند و هر کس با خدا و پیامبرش در افتد و مخالفت کند، خداوند داراى کیفرى سخت است.///این کیفر کافران برای آن است که با خدا و رسول او سخت ضدیت و مخالفت کردند و هر کس با خدا و رسول او راه شقاق و مخالفت پیماید (بترسد که) عقاب خدا بسیار سخت است.///این از آن است که آنان با خداوند و پیامبر او مخالفت ورزیدند، و هرکس با خداوند و پیامبر او مخالفت ورزد، خداوند سخت کیفر است‌///این بخاطر آن است که آنها با خدا و پیامبرش (ص) دشمنی ورزیدند؛ و هر کس با خدا و پیامبرش دشمنی کند، (کیفر شدیدی می‌بیند؛) و خداوند شدید العقاب است!///این بدان است که درافتادند با خدا و رسولش و هر که با خدا و رسولش درافتد همانا خداوند است سخت‌عقوبت‌///این (کیفر) بدین سبب است که آنان بی‌چون با خدا و پیامبرش به جدایی و سرپیچی برخاستند و هر کس با خدا و پیامبرش به جدایی (و دوگانگی) برخیزد، خدا بی‌گمان سخت‌کیفر است. quran_en_fa Thus (will it be said): "Taste ye then of the (punishment): for those who resist Allah, is the penalty of the Fire." این [مجازات شما در دنیاست]، پس آن رابچشید، و [بدانید] برای کافران در قیامت، عذاب آتش است.///این [مجازات شما در دنیاست]، پس آن رابچشید، و [بدانید] برای کافران در قیامت، عذاب آتش است.///عقوبت را بچشید، و عذاب آتش از آن کافران است.///اینها [عقوبت‌] است پس آن را بچشید و [بدانید] که براى کافران عذاب آتش است///این [عذاب دنیا] را بچشید، و [بدانید که‌] براى کافران عذاب آتش خواهد بود.///آن است [کیفر ما در دنیا]، پس بچشید آن را و [بدانید] عذاب دوزخ براى کافران [مهیا] است.///این (عذاب مختصر قتل و اسارت) را بچشید و (بدانید که) برای کافران در قیامت عذاب سخت آتش دوزخ مهیاست.///اینها را بچشید و بدانید که برای کافران عذاب آتش جهنم مهیاست‌///این (مجازات دنیا) را بچشید! و برای کافران، مجازات آتش (در جهان دیگر) خواهد بود!///اینک بچشیدش و همانا کافران را است عذاب آتش‌///این (عذاب دنیای شماست)؛ پس آن را بچشید و (بدانید) برای کافران بی‌چون عذاب آتش است. quran_en_fa O ye who believe! when ye meet the Unbelievers in hostile array, never turn your backs to them. ای اهل ایمان! هنگامی که با کافران در حالی که بر ضد شما لشکرکشی می‌کنند روبرو می‌شوید، به آنان پشت نکنید [و نگریزید.]///ای اهل ایمان! هنگامی که با کافران در حالی که بر ضد شما لشکرکشی می‌کنند روبرو می‌شوید، به آنان پشت نکنید [و نگریزید.]///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چون کافران را حمله‌ور دیدید به هزیمت پشت مکنید؛///اى مؤمنان! هنگامى که با انبوه کافران رو به رو شدید، هرگز به آنها پشت نکنید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، هر گاه [در میدان نبرد] به کافران برخورد کردید که [به سوى شما] روى مى‌آورند، به آنان پشت مکنید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! هرگاه با انبوه کافران برخورد کردید، به آنان پشت نکنید و مگریزید.///ای اهل ایمان، هرگاه با گروه مهاجم کافران در میدان کارزار روبرو شوید مبادا پشت به آنها کرده و از جنگ بگریزید.///ای مؤمنان چون با انبوه کافران رو در رو شدید هرگز به آنان پشت مکنید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که با انبوه کافران در میدان نبرد روبه‌رو شوید، به آنها پشت نکنید (و فرار ننمایید)!///ای آنان که ایمان آوردید هرگاه تلاقی کردید با آنان که کفر ورزیدند در جنگ پس برنگردانید بسوی آنان پشتها را///هان ای کسانی که ایمان آوردید! هر گاه با کافران روبه‌رو شدید، پشت‌ها (تان) را به آنان مکنید. quran_en_fa If any do turn his back to them on such a day - unless it be in a stratagem of war, or to retreat to a troop (of his own)- he draws on himself the wrath of Allah, and his abode is Hell,- an evil refuge (indeed)! و هر کس در آن موقعیت به آنان پشت کند [و بگریزد] سزاوار خشمی از سوی خدا شود و جایگاهش دوزخ است ودوزخ بازگشت گاه بدی است مگر [اینکه گریزش برای انتخاب محلی دیگر] جهت ادامه نبرد بادشمن، یا پیوستن به گروهی [تازه نفس از مجاهدان برای حمله به دشمن] باشد.///و هر کس در آن موقعیت به آنان پشت کند [و بگریزد] سزاوار خشمی از سوی خدا شود و جایگاهش دوزخ است ودوزخ بازگشت گاه بدی است مگر [اینکه گریزش برای انتخاب محلی دیگر] جهت ادامه نبرد بادشمن، یا پیوستن به گروهی [تازه نفس از مجاهدان برای حمله به دشمن] باشد.///جز آنها که براى ساز و برگ نبرد باز مى‌گردند یا آنها که به یارى گروهى دیگر مى‌روند، هر کس که پشت به دشمن کند مورد خشم خدا قرار مى‌گیرد و جایگاه او جهنم است، و جهنم بد جایگاهى است.///و هر کس در آن هنگام به آنان پشت کند- مگر آن که با هدف کناره‌جویى براى نبرد مجدد یا پیوستن به گروه [خودى‌] باشد- [چنین کسى‌] قطعا به خشم الهى گرفتار گشته و جایگاه او دوزخ است و بد سرنوشتى است///و هر که در آن هنگام به آنان پشت کند -مگر آنکه [هدفش‌] کناره‌گیرى براى نبردى [مجدد] یا پیوستن به جمعى [دیگر از همرزمانش‌] باشد- قطعا به خشم خدا گرفتار خواهد شد، و جایگاهش دوزخ است، و چه بد سرانجامى است.///و جز آنها که کناره‌گیری‌شان براى ساز و برگ نبرد مجدد، یا پیوستن به گروه دیگرى از مسلمانان باشد، هر کس در روز جنگ، پشت به دشمن کند، قطعا مورد خشم خدا قرار مى‌گیرد و جایگاه او جهنم است و چه بد سرانجامى است!///و هر که در روز جنگ به آنها پشت نماید و فرار کند به طرف غضب و خشم خدا روی آورده و جایگاهش دوزخ که بدترین منزل است خواهد بود مگر آنکه از میمنه به میسره و یا از قلب به جناح برای مصالح جنگی رود یا از فرقه‌ای به یاری فرقه‌ای دیگر شتابد.///و هرکس در چنین روزی به آنان پشت کند -مگر آنکه کناره‌جو برای [ادامه‌] کارزار، یا پناه‌جو به گروهی [خودی‌] باشدسزاوار خشم الهی شده است، و سرا و سرانجام او دوزخ است، و بد سرانجامی است‌///و هر کس در آن هنگام به آنها پشت کند -مگر آنکه هدفش کناره‌گیری از میدان برای حمله مجدد، و یا به قصد پیوستن به گروهی (از مجاهدان) بوده باشد- (چنین کسی) به غضب خدا گرفتار خواهد شد؛ و جایگاه او جهنم، و چه بد جایگاهی است!///و آنکس که بگرداند پشتش را بسوی آنان جز گرائیده برای جنگی یا ملحق شونده به گروهی همانا بازگشت است به خشمی از خدا و جایگاه او است دوزخ و چه زشت است آن جایگاه‌///و هر کس در آن هنگام (و هنگامه) به آنان پشت کند - مگر آنکه (هدفش) کناره‌گیری برای جنگی یا پیوستن به جمعی (دیگر از همرزمانش) باشد - همواره به خشم خدا برگشته (و گرفتار شده) و چه بد سرانجامی است. quran_en_fa It is not ye who slew them; it was Allah: when thou threwest (a handful of dust), it was not thy act, but Allah's: in order that He might test the Believers by a gracious trial from Himself: for Allah is He Who heareth and knoweth (all things). [به کشتن دشمنان بر خود مبالید] شما آنان را نکشتید، بلکه خدا آنان را کشت. [ای پیامبر!] هنگامی که به سوی دشمنان تیر پرتاب کردی، تو پرتاب نکردی، بلکه خدا پرتاب کرد [تا آنان را هلاک کند] و مؤمنان را از سوی خود به آزمایشی نیکو بیازماید؛ زیرا خدا شنوا و داناست.///[به کشتن دشمنان بر خود مبالید] شما آنان را نکشتید، بلکه خدا آنان را کشت. [ای پیامبر!] هنگامی که به سوی دشمنان تیر پرتاب کردی، تو پرتاب نکردی، بلکه خدا پرتاب کرد [تا آنان را هلاک کند] و مؤمنان را از سوی خود به آزمایشی نیکو بیازماید؛ زیرا خدا شنوا و داناست.///شما آنان را نمى‌کشتید، خدا بود که آنها را مى‌کشت. و آنگاه که تیر مى‌انداختى، تو تیر نمى‌انداختى، خدا بود که تیر مى‌انداخت، تا به مؤمنان نعمتى کرامند ارزانى دارد. هرآینه خدا شنوا و داناست.///این شما نبودید که آنها را کشتید بلکه خداوند آنها را کشت، و وقتى [ریگ‌ها را] انداختى این تو نبودى که انداختى بلکه خدا بود که انداخت، تا مؤمنان را بدین وسیله به امتحان خوبى از جانب خود بیازماید. همانا خداوند شنواى داناست///و شما آنان را نکشتید، بلکه خدا آنان را کشت. و چون [ریگ به سوى آنان‌] افکندى، تو نیفکندى، بلکه خدا افکند. [آرى، خدا چنین کرد تا کافران را مغلوب کند] و بدین وسیله مؤمنان را به آزمایشى نیکو، بیازماید. قطعا خدا شنواى داناست.///شما کفار را نکشتید؛ بلکه خداوند آنها را به قتل رساند. [اى پیامبر!] آن­گاه که تیر افکندى، تو نیافکندى؛ بلکه خدا افکند [تا کافران را بترساند] و تا مؤمنان را از سوى خویش، به آزمونى نیکو بیازماید، زیرا خداوند بسیار شنوا و داناست.///(ای مؤمنان) نه شما بلکه خدا کافران را کشت و (ای رسول) چون تو تیر (یا خاک) افکندی نه تو بلکه خدا افکند (تا کافران را شکست دهد) و برای آنکه مؤمنان را به آزمونی نیکو از سوی خود بیازماید، که خدا شنوا و داناست.///پس شما آنان را نکشته‌اید بلکه خداوند کشته است، و چون تیر انداختی، به حقیقت تو نبودی که تیر می‌انداختی بلکه خداوند بود که می‌انداخت، تا مؤمنان را بدین وسیله به آزمونی نیک بیازماید، که خداوند شنوای داناست‌///این شما نبودید که آنها را کشتید؛ بلکه خداوند آنها را کشت! و این تو نبودی (ای پیامبر که خاک و سنگ به صورت آنها) انداختی؛ بلکه خدا انداخت! و خدا می‌خواست مؤمنان را به این وسیله امتحان خوبی کند؛ خداوند شنوا و داناست.///پس نکشتید ایشان را شما و لیکن خداوند کشتشان و نه تو انداختی تیر را گاهی که انداختی و لیکن خدا بینداخت و تا بیازماید مؤمنان را از خود آزمایشی نکو همانا خداوند شنوای دانا///پس شما آنان را نکشتید، ولی خدا آنان را کشت و چون (ریگ به طرف آنان) افکندی، تو (خود) نیفکندی، بلکه خدا افکند (تا کافران را مغلوب کند) و تا بدین وسیله مؤمنان را از آن (کشتار) با آزمایشی نیکو بیازماید. به‌راستی خدا بسیار شنوای بس داناست. quran_en_fa That, and also because Allah is He Who makes feeble the plans and stratagem of the Unbelievers. [سرنوشت مؤمنان و کافران از] این [قرار است که دیدید]، و قطعا خدا سست کننده نیرنگ کافران است.///[سرنوشت مؤمنان و کافران از] این [قرار است که دیدید]، و قطعا خدا سست کننده نیرنگ کافران است.///اینچنین بود. و خدا سست‌کننده حیله کافران است.///[دلیلش‌] این بود، و این که خداوند سست کننده‌ى نقشه کافران است/// [ماجرا] این بود، و [بدانید که‌] خدا نیرنگ کافران را سست مى‌گرداند.///آن، [لطف خدا بود.] و خدا، سست‌کننده­ نیرنگ کافران است.///این (فتح و غلبه در جنگ به خواست خدا) شما را نصیب شد و محققا خدا بی‌اثر کننده مکر کفار است.///این چنین است که خداوند نقش بر آب کننده نقشه کافران است‌///سرنوشت مؤمنان و کافران، همان بود که دیدید! و خداوند سست‌کننده نقشه‌های کافران است.///این است و آنکه خدا است سست‌کننده نیرنگ کافران‌///(ماجرایتان) این (بزرگ‌جریان) بود و (بدانید که) خدا بی‌گمان سست‌کننده‌ی نیرنگ کافران است. quran_en_fa (O Unbelievers!) if ye prayed for victory and judgment, now hath the judgment come to you: if ye desist (from wrong), it will be best for you: if ye return (to the attack), so shall We. Not the least good will your forces be to you even if they were multiplied: for verily Allah is with those who believe! [شما ای مشرکان!] اگر پیروزی [آیین حق] را می‌خواستید، اینک پیروزی برای آیین حق آمد [پس به آن ایمان آورید]، و اگر [از دشمنی و مخالفت با خدا و رسول] بازایستید، برای شما بهتر است، و اگر [به دشمنی و مخالفت] بازگردید، ما نیز [بر ضد شما] بازمی گردیم، و هرگز جمعیت شما هر چند زیاد باشد، چیزی [از عذاب خدا] را از شما دفع نمی‌کند، و یقینا خدا با مؤمنان است.///[شما ای مشرکان!] اگر پیروزی [آیین حق] را می‌خواستید، اینک پیروزی برای آیین حق آمد [پس به آن ایمان آورید]، و اگر [از دشمنی و مخالفت با خدا و رسول] بازایستید، برای شما بهتر است، و اگر [به دشمنی و مخالفت] بازگردید، ما نیز [بر ضد شما] بازمی گردیم، و هرگز جمعیت شما هر چند زیاد باشد، چیزی [از عذاب خدا] را از شما دفع نمی‌کند، و یقینا خدا با مؤمنان است.///اگر پیروزى خواهید پیروزیتان فراز آمد، و اگر از کفر باز ایستید برایتان بهتر است، و اگر بازگردید بازمى‌گردیم، و سپاه شما هر چند فراوان باشد برایتان سودى نخواهد داشت که خدا با مؤمنان است.///[اى مشرکان!] اگر پیروزى مى‌خواهید، اینک پیروزى به سراغ شما آمده [و اسلام پیروز شده است نه شما] و اگر [از کفر] باز ایستید همان براى شما بهتر است، و اگر باز گردید [ما هم‌] باز مى‌گردیم و سپاه شما هر چند انبوه باشد، هرگز از هیچ جهت شما را بى‌نیاز نمى‌کن/// [اى مشرکان‌] اگر شما پیروزى [حق‌] را مى‌طلبید، اینک پیروزى به سراغ شما آمد [و اسلام پیروز شد]؛ و اگر [از دشمنى‌] بازایستید، آن براى شما بهتر است؛ و اگر [به جنگ‌] برگردید ما هم بر مى‌گردیم، و [بدانید] که گروه شما هر چند زیاد باشد، هرگز از شما چیزى را دفع نتوانند کرد و خداست که با مؤمنان است.///اگر [شما کافران!] در انتظار فتح و پیروزى [اسلام] بودید، که آن فتح آمد [و حقانیت اسلام آشکار شد] و اگر دست بردارید، برایتان بهتر است و اگر [به کفر و عناد] برگردید، [ما هم به سوى قهر] برمى‌گردیم و هرگز گروه شما، هر چند بسیار باشد، به کارتان نخواهد آمد، چرا که خداوند با مؤمنان است.///(ای کافران) اگر شما از خدا فتح و نصرت می‌طلبید اینک فتح کامل شما را رسید (دین اسلام و قرآن که بهترین فتح و فیروزی و کاملترین وسیله سعادت خلق است از جانب خدا آمد) اکنون اگر (از کفر و عناد با حق) دست بردارید شما را بهتر است و اگر دیگر بار بازآیید ما هم شما را باز کیفر و عذاب کنیم و هرگز جمعیت و سپاه شما هر چند بسیار باشد شما را سودمند نخواهد بود، و خدا البته با اهل ایمان است.///اگر از خداوند داوری می‌خواستید، [نتیجه‌] داوری او برایتان پیش آمد، و اگر [از کفر] باز ایستید برایتان بهتر است، و اگر باز گردید ما نیز باز می‌گردیم و گروه شما، ولو انبوه باشد، به کارتان نیاید، و بدانید که خداوند با مؤمنان است‌///اگر شما فتح و پیروزی می‌خواهید، پیروزی به سراغ شما آمد! و اگر (از مخالفت) خودداری کنید، برای شما بهتر است! و اگر بازگردید، ما هم باز خواهیم گشت؛ و جمعیت شما هر چند زیاد باشد، شما را (از یاری خدا) بی‌نیاز نخواهد کرد؛ و خداوند با مؤمنان است!///اگر پیروزی جوئید همانا بیامدتان پیروزی و اگر کوتاه آئید (دست بردارید) پس آن بهتر است برای شما و اگر بازگردید بازگردیم و بی‌نیازتان نکند جمعیت شما به چیزی و هر چند فزون باشد و آنکه خدا است با مؤمنان‌///اگر (شما) پیروزی را می‌طلبید، اینک پیروزی به سراغتان آمد و اگر باز ایستید، آن برایتان بهتر است و اگر (به جنگ) برگردید ما هم بر (علیه شما) می‌گردیم و (بدانید که) گروه شما هر چند زیاد باشد، هرگز از شما چیزی را دفع نتوانند کرد. و بی‌گمان خدا با مؤمنان است. quran_en_fa O ye who believe! Obey Allah and His Messenger, and turn not away from him when ye hear (him speak). ای اهل ایمان! از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و در حالی که [سخنان بر حق او را] می‌شنوید، از او روی نگردانید.///ای اهل ایمان! از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و در حالی که [سخنان بر حق او را] می‌شنوید، از او روی نگردانید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و در حالى که سخن او را مى‌شنوید از او روى برمگردانید.///اى مؤمنان! از خدا و رسول او اطاعت کنید و از او روى نگردانید در حالى که [سخنان او را] مى‌شنوید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، خدا و فرستاده او را فرمان برید و از او روى برنتابید در حالى که [سخنان او را] مى‌شنوید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از خدا و فرستاده‌ى او اطاعت کنید و در حالى که [سخنان او را] مى‌شنوید، از وى سرپیچى نکنید.///ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خدا و رسول را اطاعت کنید و از او سرنپیچید در حالی که شما (سخنان حق را) می‌شنوید.///ای مؤمنان از خداوند و پیامبر او اطاعت کنید و از او روی نگردانید، در حالی که [پند و پیام او را] می‌شنوید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خدا و پیامبرش را اطاعت کنید؛ و سرپیچی ننمایید در حالی که (سخنان او را) می‌شنوید!///ای آنان که ایمان آوردید فرمانبرید خدا و پیمبرش را و برنگردید از او و شما می‌شنوید///هان ای کسانی که ایمان آوردید! خدا و فرستاده‌‌اش را فرمان برید و از وی روی بر متابید، حال آنکه (سخنان او را) می‌شنوید. quran_en_fa Nor be like those who say, "We hear," but listen not: و مانند کسانی نباشید که [از روی تظاهر] گفتند: شنیدیم در حالی که [از روی حقیقت] نمی‌شنوند.///و مانند کسانی نباشید که [از روی تظاهر] گفتند: شنیدیم در حالی که [از روی حقیقت] نمی‌شنوند.///و از آنان مباشید که گفتند که شنیدیم، در حالى که نمى‌شنیدند.///و مانند کسانى نباشید که گفتند شنیدیم ولى نمى‌شنیدند///و مانند کسانى مباشید که گفتند: «شنیدیم» در حالى که نمى‌شنیدند.///و مثل کسانى نباشید که گفتند: «شنیدیم!» ولى [در حقیقت] نمى‌شنیدند.///و شما مؤمنان چون کسانی (منافقان) نباشید که گفتند شنیدیم، و به حقیقت نمی‌شنوند.///و مانند کسانی نباشید که گفتند [پند و پیام حق را] شنیدیم ولی نمی‌شنیدند///و همانند کسانی نباشید که می‌گفتند: «شنیدیم!» ولی در حقیقت نمی‌شنیدند!///و نباشید مانند آنان که گفتند شنیدیم و ایشان نمی‌شنوند///و مانند کسانی مباشید که گفتند: «شنیدیم. ‌» حال آنکه نمی‌شنوند. quran_en_fa For the worst of beasts in the sight of Allah are the deaf and the dumb,- those who understand not. قطعا بدترین جنبندگان نزد خدا، کران [از شنیدن حق] و لالان [از گفتن حق] هستند که [کلام حق را] نمی‌اندیشند!///قطعا بدترین جنبندگان نزد خدا، کران [از شنیدن حق] و لالان [از گفتن حق] هستند که [کلام حق را] نمی‌اندیشند!///بدترین جانوران در نزد خدا این کران و لالان هستند که در نمى‌یابند.///به راستى بدترین جنبندگان نزد خداوند ناشنوایان گنگى هستند که تعقل نمى‌کنند///قطعا بدترین جنبندگان نزد خدا کران و لالانى‌اند که نمى‌اندیشند.///بدترین جنبندگان نزد خداوند، [کسانى هستند که نسبت به شنیدن حق] کر، [و نسبت به گفتن حق] لالند، آنها که خردورزی نمى‌کنند.///بدترین جانوران نزد خدا کسانی هستند که (از شنیدن و گفتن حرف حق) کر و لالند که اصلا تعقل نمی‌کنند.///بدترین جنبندگان از نظر خداوند، ناشنوایان گنگ [از شنیدن حق‌] هستند که در نمی‌یابند///بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد کر و لالی هستند که اندیشه نمی‌کنند.///همانا بدترین جنبندگان نزد خدا کران و گنگانی‌اند که ناخردمندند///بی‌چون بدترین جنبندگان نزد خدا کرها و گنگ‌هایی‌اند که خردورزی نمی‌کنند. quran_en_fa If Allah had found in them any good. He would indeed have made them listen: (As it is), if He had made them listen, they would but have turned back and declined (Faith). اگر خدا [نسبت به پذیرفتن هدایت، شایستگی و] خیری در آنان می‌دید، یقینا ایشان را شنوا [ی حقایق و معارف] می‌کرد، و اگر [با لجبازی و عنادی که فعلا دارند] آنان را شنوا کند، باز اعراض کنان، روی [از حق] می‌گردانند.///اگر خدا [نسبت به پذیرفتن هدایت، شایستگی و] خیری در آنان می‌دید، یقینا ایشان را شنوا [ی حقایق و معارف] می‌کرد، و اگر [با لجبازی و عنادی که فعلا دارند] آنان را شنوا کند، باز اعراض کنان، روی [از حق] می‌گردانند.///و اگر خدا خیرى در آنان مى‌یافت شنوایشان مى‌ساخت، و اگر هم آنان را شنوا ساخته بود باز هم برمى گشتند و رویگردان مى‌شدند.///و اگر خداوند خیرى در آنها سراغ داشت گوششان را شنوا مى‌کرد، و اگر هم شنوا مى‌کرد باز با حال اعراض پشت مى‌کردند///و اگر خدا در آنان خیرى مى‌یافت قطعا شنوایشان مى‌ساخت، و اگر آنان را شنوا مى‌کرد، حتما باز به حال اعراض، روى برمى‌تافتند.///و اگر خداوند خیرى در آنان مى‌دانست، شنوایشان مى‌ساخت، ولى اگر شنوایشان مى‌ساخت، باز هم سرپیچى کرده، روى مى‌گرداندند.///اگر خدا در آنها خیر و صلاحی می‌دید آنها را شنوا می‌کرد و اگر هم شنوا کند باز رو گردانند و اعراض کنند.///و اگر خداوند خیری در آنان سراغ داشت به آنان گوش شنوا می‌داد، و اگر به آنان گوش شنوا هم داده بود، باز پشت می‌کردند و رویگردان می‌شدند///و اگر خداوند خیری در آنها می‌دانست، (حرف حق را) به گوش آنها می‌رساند؛ ولی (با این حال که دارند،) اگر حق را به گوش آنها برساند، سرپیچی کرده و روگردان می‌شوند.///و اگر می‌دانست خدا در ایشان خیری هر آینه می‌شنواندشان و اگر می‌شنواند ایشان را هر آینه پشت می‌کردند و آنانند روی‌گردانان‌///و اگر خدا در آنان خیری می‌دانست بی‌گمان (حق را) به آنان می‌شنوانید، و اگر به آنان می‌شنوانید، همانا (باز) در حال اعراض، روی بر می‌تافتند. quran_en_fa O ye who believe! give your response to Allah and His Messenger, when He calleth you to that which will give you life; and know that Allah cometh in between a man and his heart, and that it is He to Whom ye shall (all) be gathered. ای اهل ایمان! هنگامی که خدا و پیامبرش شما را به حقایقی که به شما [حیات معنوی و] زندگی [واقعی] می‌بخشد، دعوت می‌کنند اجابت کنید، و بدانید که خدا میان آدمی و دلش حایل و مانع می‌شود [تا حق را باطل و باطل را حق مپندارد] و مسلما همه شما به سوی او گردآوری خواهید شد.///ای اهل ایمان! هنگامی که خدا و پیامبرش شما را به حقایقی که به شما [حیات معنوی و] زندگی [واقعی] می‌بخشد، دعوت می‌کنند اجابت کنید، و بدانید که خدا میان آدمی و دلش حایل و مانع می‌شود [تا حق را باطل و باطل را حق مپندارد] و مسلما همه شما به سوی او گردآوری خواهید شد.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چون خدا و پیامبرش شما را به چیزى فرا خوانند که زندگیتان مى‌بخشد دعوتشان را اجابت کنید و بدانید که خدا میان آدمى و قلبش حایل است و همه به پیشگاه او گرد آورده شوید.///اى مؤمنان! نداى خدا و پیامبر را آن‌گاه که شما را به پیامى حیاتبخش مى‌خواند، اجابت کنید، و بدانید که خدا میان انسان و دل او حایل مى‌گردد [و همه چیز را مى‌داند] و به حضور او گرد آورده مى‌شوید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چون خدا و پیامبر، شما را به چیزى فرا خواندند که به شما حیات مى‌بخشد، آنان را اجابت کنید، و بدانید که خدا میان آدمى و دلش حایل مى‌گردد، و هم در نزد او محشور خواهید شد.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! هرگاه خدا و رسول، شما را به چیزى که حیات‌بخش شماست، دعوت مى‌کنند، بپذیرید و بدانید خداوند، میان انسان و دل او حایل مى‌شود و [بدانید که] به سوى او محشور مى‌شوید.///ای اهل ایمان، چون خدا و رسول شما را به آنچه مایه حیات ابدی شماست (یعنی ایمان) دعوت کنند اجابت کنید و بدانید که خدا در میان شخص و قلب او حایل می‌شود (و از اسرار درونی همه آگاه است) و همه به سوی او محشور خواهید شد.///ای مؤمنان به ندای خداوند و پیامبر که شما را به پیامی حیات‌بخش می‌خوانند، لبیک اجابت بگویید و بدانید که خداوند بین انسان و دل او حایل می‌گردد، و بدانید که در نزد او محشور می‌گردید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد! و بدانید خداوند میان انسان و قلب او حایل می‌شود، و همه شما (در قیامت) نزد او گردآوری می‌شوید!///ای آنان که ایمان آوردید اجابت کنید خدا و رسولش را گاهی که خوانندتان بدانچه زنده‌تان سازد و بدانید که خدا حایل می‌شود میان مرد و دلش و آنکه بسوی او گردآورده می‌شوید///هان ای کسانی که ایمان آوردید! چون خدا و پیامبر (ش) شما را برای چیزی فراخواند که به شما حیات می‌بخشد، آنان را اجابت کنید و بدانید که خدا بی‌گمان بین انسان و دلش حایل می‌گردد. و بی‌چون تنها سوی او محشور خواهید شد. quran_en_fa And fear tumult or oppression, which affecteth not in particular (only) those of you who do wrong: and know that Allah is strict in punishment. و از عذابی [که نتیجه گناه، فساد، نزاع، اختلاف و ترک امر به معروف و نهی از منکر است] بپرهیزید، [عذابی] که فقط به ستمکاران از شما نمی‌رسد [بلکه وقتی نازل شود، همه را فرا می‌گیرد، ستمکاران را به خاطر ستم و اهل ایمان را به سبب اختلاف و نزاع و ترک امر به معروف و نهی از منکر] و بدانید که خدا سخت کیفر است.///و از عذابی [که نتیجه گناه، فساد، نزاع، اختلاف و ترک امر به معروف و نهی از منکر است] بپرهیزید، [عذابی] که فقط به ستمکاران از شما نمی‌رسد [بلکه وقتی نازل شود، همه را فرا می‌گیرد، ستمکاران را به خاطر ستم و اهل ایمان را به سبب اختلاف و نزاع و ترک امر به معروف و نهی از منکر] و بدانید که خدا سخت کیفر است.///و بترسید از فتنه‌اى که تنها ستمکارانتان را در بر نخواهد گرفت و بدانید که خدا به سختى عقوبت مى‌کند.///و از فتنه‌اى بترسید که تنها دامن ستمگران شما را نمى‌گیرد، و بدانید که خداوند سخت کیفر است///و از فتنه‌اى که تنها به ستمکاران شما نمى‌رسد بترسید و بدانید که خدا سخت‌کیفر است.///و بترسید از فتنه‌اى که تنها دامن‌گیر ستمگران شما نمى‌شود، [بلکه هر که را در مقابل ستمگران سکوت کند، فرامی­گیرد] و بدانید که خداوند سخت‌کیفر است.///و بترسید از بلایی که چون آید تنها مخصوص ستمکاران شما نباشد (بلکه ظالمان و مظلومان همه را فرا گیرد) و بدانید که عقاب خدا بسیار سخت است.///و از فتنه‌ای که [چون درگیرد] فقط به ستمکارانتان نمی‌رسد و [دامن‌گیر همگان می‌شود] پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است‌///و از فتنه‌ای بپرهیزید که تنها به ستمکاران شما نمی‌رسد؛ (بلکه همه را فرا خواهد گرفت؛ چرا که دیگران سکوت اختیار کردند.) و بدانید خداوند کیفر شدید دارد!///و بپرهیزید فتنه (آزمایشی) را که نرسد بدانان که ستم کردند از شما تنها و بدانید که خداوند است سخت‌شکنجه‌///و از فتنه‌ای که بی‌امان تنها به ستمکارانتان نمی‌رسد، بپرهیزید و بدانید که خدا سخت‌کیفر است. quran_en_fa Call to mind when ye were a small (band), despised through the land, and afraid that men might despoil and kidnap you; But He provided a safe asylum for you, strengthened you with His aid, and gave you Good things for sustenance: that ye might be grateful. و یاد کنید هنگامی را که شما در زمین گروهی اندک بودید، و ناتوان و زبون شمرده می‌شدید، و همواره می‌ترسیدید که مردم [مشرک و کافر] شما را بربایند [تا شکنجه و آزار دهند ونابود کنند] پس خدا شما را [در شهر مدینه] جای داد و با یاریش نیرومندتان ساخت، و از [نعمت‌های] پاکیزه‌اش به شما روزی بخشید تا سپاس گزاری کنید.///و یاد کنید هنگامی را که شما در زمین گروهی اندک بودید، و ناتوان و زبون شمرده می‌شدید، و همواره می‌ترسیدید که مردم [مشرک و کافر] شما را بربایند [تا شکنجه و آزار دهند ونابود کنند] پس خدا شما را [در شهر مدینه] جای داد و با یاریش نیرومندتان ساخت، و از [نعمت‌های] پاکیزه‌اش به شما روزی بخشید تا سپاس گزاری کنید.///و به یاد آورید آن هنگام را که اندک بودید و در شمار زبون‌شدگان این سرزمین، بیم آن داشتید که مردم شما را از میان بردارند و خدا پناهتان داد و یارى کرد و پیروز گردانید و از چیزهاى پاکیزه روزى داد، باشد که سپاس گویید.///و [یاد کنید] هنگامى را که در [این‌] سرزمین گروهى اندک و مستضعف بودید و بیم آن داشتید که مردم شما را از میان بردارند ولى او شما را پناه داد و به نصرت خویش یاریتان کرد و از نعمت‌هاى پاکیزه به شما روزى داد، باشد که شاکر باشید///و به یاد آورید هنگامى را که شما در زمین، گروهى اندک و مستضعف بودید. مى ترسیدید مردم شما را بربایند، پس [خدا] به شما پناه داد و شما را به یارى خود نیرومند گردانید و از چیزهاى پاک به شما روزى داد، باشد که سپاسگزارى کنید.///و به یاد آورید زمانى را که شما کم بودید و در زمین [مکه] مستضعف بودید. مى‌ترسیدید مردم شما را بربایند. پس [خداوند در مدینه] پناهتان داد و با یارى خویش، شما را نیرومند کرد و از پاکیزه‌ها به شما روزى داد، باشد که شما شکرگزارى کنید.///و به یاد آرید زمانی که عده قلیلی بودید که شما را ضعیف و خوار در زمین (مکه) می‌شمردند و از مردم (مشرک) بر خود ترسان بودید که مبادا شما را (از روی زمین) برچینند، بعد از آن خدا شما را در پناه خود آورد و به یاری خود نیرومندی و نصرت به شما عطا کرد و از پاکیزه‌ترین (غنائم و) طعامها روزی شما فرمود، باشد که شکر به جای آرید.///و یاد کنید آنگاه که در این سرزمین اندکشمار و مستضعف بودید و می‌ترسیدید که مردمان [کافر] شما را از خانه و کاشانه‌تان آواره کنند، ولی او شما را [نزد یارانتان‌] جای داد و به نصرت خویش یاری کرد و از پاکیزه‌ها روزی داد، باشد که سپاس بگزارید///و به خاطر بیاورید هنگامی را که شما در روی زمین، گروهی کوچک و اندک و زبون بودید؛ آنچنان که می‌ترسیدید مردم شما را بربایند! ولی او شما را پناه داد؛ و با یاری خود تقویت کرد؛ و از روزیهای پاکیزه بهره‌مند ساخت؛ شاید شکر نعمتش را بجا آورید!///و یاد آرید هنگامی را که بودید گروه اندکی ناتوان شمردگان در زمین بیم داشتید که بربایند شما را مردم پس پناهتان داد و کمک کرد شما را به یاری خود و روزی داد شما را از پاکیزه‌ها شاید شکر گزارید///و به یاد آورید چون شما در زمین، گروهی اندک و مستضعف بودید، می‌ترسیدید مردم شما را بربایند. پس (خدا) به شما پناه داد و به یاری خود شما را تأیید کرد و از چیزهای پاکیزه به شما روزی داد. شاید سپاسگزاری کنید. quran_en_fa O ye that believe! betray not the trust of Allah and the Messenger, nor misappropriate knowingly things entrusted to you. ای اهل ایمان! [با فاش کردن اسرار و جاسوسی برای دشمن] به خدا و پیامبر خیانت نکنید، و به امانت‌های میان خود هم خیانت نورزید، در حالی که می‌دانید [خیانت، عملی بسیار زشت است.]///ای اهل ایمان! [با فاش کردن اسرار و جاسوسی برای دشمن] به خدا و پیامبر خیانت نکنید، و به امانت‌های میان خود هم خیانت نورزید، در حالی که می‌دانید [خیانت، عملی بسیار زشت است.]///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، مى‌دانید که نباید به خدا و پیامبر خیانت کنید و در امانت خیانت ورزید.///اى مؤمنان! به خدا و پیامبر خیانت نورزید و دانسته به امانات خود خیانت نکنید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، به خدا و پیامبر او خیانت مکنید و [نیز] در امانتهاى خود خیانت نورزید و خود مى‌دانید [که نباید خیانت کرد].///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! به خدا و پیامبر خیانت نکنید و آگاهانه به امانت‌هاى خود خیانت نورزید.///ای کسانی که ایمان آوردید، زنهار (در کار دین) با خدا و رسول و در امانتهای خود با یکدیگر خیانت مکنید در صورتی که می‌دانید.///ای مؤمنان آگاهانه به خداوند و پیامبر و در امانات خود خیانت مکنید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! به خدا و پیامبر خیانت نکنید! و (نیز) در امانات خود خیانت روا مدارید، در حالی که میدانید (این کار، گناه بزرگی است)!///ای آنان که ایمان آوردید خیانت نکنید خدا و رسول را و خیانت نکنید سپرده‌های خویش را و شما می‌دانید///هان ای کسانی که ایمان آوردید! به خدا و پیامبرش خیانت مکنید و (نیز) در امانت‌های خود خیانت نورزید، حال آنکه (خود) می‌دانید (خیانت است). quran_en_fa And know ye that your possessions and your progeny are but a trial; and that it is Allah with Whom lies your highest reward. و بدانید که اموال و فرزندانتان فقط وسیله آزمایش شماست، وخداست که پاداشی بزرگ نزد اوست.///و بدانید که اموال و فرزندانتان فقط وسیله آزمایش شماست، وخداست که پاداشی بزرگ نزد اوست.///بدانید که داراییها و فرزندان وسیله آزمایش شمایند و پاداش بزرگ در نزد خداست.///و بدانید که اموال و اولادتان [وسیله‌] آزمایش است و پاداش بزرگ نزد خداوند است///و بدانید که اموال و فرزندان شما [وسیله‌] آزمایش [شما] هستند، و خداست که نزد او پاداشى بزرگ است.///و بدانید که اموال و فرزندانتان آزمایشى [براى شما] هستند و البته نزد خداوند [براى کسانى که از عهده آزمایش برآیند]، پاداشى بزرگ است.///و محققا بدانید که شما را اموال و فرزندان، فتنه و ابتلایی بیش نیست و در حقیقت اجر عظیم نزد خداست.///و بدانید که اموال و اولادتان مایه آزمون شما هستند و پاداش سترگ نزد خداوند است‌///و بدانید اموال و اولاد شما، وسیله آزمایش است؛ و (برای کسانی که از عهده امتحان برآیند،) پاداش عظیمی نزد خداست!///و بدانید که مالهای شما و فرزندان شما فتنه است و همانا خدا نزد او است پاداشی بزرگ‌///و بدانید به‌درستی اموال و فرزندانتان همواره برایتان آزمایشی آتشین‌اند؛ و اینکه به راستی نزد خدا پاداشی بزرگ است. quran_en_fa O ye who believe! if ye fear Allah, He will grant you a criterion (to judge between right and wrong), remove from you (all) evil (that may afflict) you, and forgive you: for Allah is the Lord of grace unbounded. ای اهل ایمان! اگر [در همه امورتان] از خدا پروا کنید، برای شما [بینایی و بصیرتی ویژه] برای تشخیص حق از باطل قرار می‌دهد، و گناهانتان را محو می‌کند، و شما را می‌آمرزد؛ و خدا دارای فضل بزرگ است.///ای اهل ایمان! اگر [در همه امورتان] از خدا پروا کنید، برای شما [بینایی و بصیرتی ویژه] برای تشخیص حق از باطل قرار می‌دهد، و گناهانتان را محو می‌کند، و شما را می‌آمرزد؛ و خدا دارای فضل بزرگ است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، اگر از خدا بترسید شما را بصیرت شناخت حق از باطل دهد و گناهانتان را بزداید و شما را بیامرزد، که صاحب فضل و کرمى بزرگ است.///اى مؤمنان! اگر از خداوند پروا کنید، براى شما نیروى تشخیص حق از باطل قرار مى‌دهد و بدى‌هایتان را مى‌پوشاند و شما را مى‌آمرزد و خداوند صاحب بخشش بزرگ است///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، اگر از خدا پروا دارید، براى شما [نیروى‌] تشخیص [حق از باطل‌] قرار مى‌دهد؛ و گناهانتان را از شما مى‌زداید؛ و شما را مى‌آمرزد؛ و خدا داراى بخشش بزرگ است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! اگر تقواى الهى پیشه کنید، خداوند برایتان فرقانى [که نیروى شناخت حق از باطل باشد،] قرار مى‌دهد و بدى‌هایتان را مى‌پوشاند و شما را مى‌آمرزد و خداوند صاحب فضل و بخشش بزرگ است.///ای اهل ایمان، اگر خدا ترس و پرهیزکار شوید خدا به شما فرقان بخشد (یعنی دیده بصیرت دهد تا به نور باطن حق را از باطل فرق گذارید) و گناهان شما را بپوشاند و شما را بیامرزد، که خدا دارای فضل و رحمت بزرگ است.///ای مؤمنان اگر از خداوند پروا کنید برای شما [پدیده‌ای‌] جداکننده حق از باطل پدید آورد و سیئات شما را بزداید و شما را بیامرزد، و خداوند بخشنده و بخشاینده بزرگ است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، برای شما وسیله‌ای جهت جدا ساختن حق از باطل قرارمی‌دهد؛ (روشن‌بینی خاصی که در پرتو آن، حق را از باطل خواهید شناخت؛) و گناهانتان را می‌پوشاند؛ و شما را می‌زمرزد؛ و خداوند صاحب فضل و بخشش عظیم است!///ای آنان که ایمان آوردید اگر بترسید خدا را بنهد برای شما جداکننده‌ای و بزداید از شما گناهان شما را و بیامرزد شما را و خدا است دارای فضلی بزرگ‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! اگر از خدا پروا بدارید برای شما (نیرویی در) جداسازی (حق از باطل) قرار می‌دهد و گناهانتان را از شما جبران می‌کند و برای شما پوشش می‌نهد، و خدا دارنده‌ی فضل بزرگ است. quran_en_fa Remember how the Unbelievers plotted against thee, to keep thee in bonds, or slay thee, or get thee out (of thy home). They plot and plan, and Allah too plans; but the best of planners is Allah. و [یاد کن] هنگامی را که کفرپیشگان درباره تو نیرنگ می‌زدند تا تو را به زندان دراندازند، یا به قتل برسانند یا [از وطن] بیرونت کنند، و [در آینده هم، همواره بر ضد تو] نیرنگ می‌زنند و خدا هم جزای نیرنگشان را می‌دهد و خدا بهترین جزا دهنده نیرنگ زنندگان است.///و [یاد کن] هنگامی را که کفرپیشگان درباره تو نیرنگ می‌زدند تا تو را به زندان دراندازند، یا به قتل برسانند یا [از وطن] بیرونت کنند، و [در آینده هم، همواره بر ضد تو] نیرنگ می‌زنند و خدا هم جزای نیرنگشان را می‌دهد و خدا بهترین جزا دهنده نیرنگ زنندگان است.///و آن هنگام را به یادآور که کافران درباره تو مکرى کردند تا در بندت افکنند یا بکشندت یا از شهر بیرون سازند. آنان مکر کردند و خدا نیز مکر کرد و خدا بهترین مکرکنندگان است.///و [یادآور] وقتى را که کافران در حق تو نیرنگ مى‌کردند تا تو را در بند کشند یا بکشند یا بیرونت کنند، و آنها نیرنگ مى‌کردند و خدا هم نیرنگ مى‌کرد و خداوند از همه نیرنگ کنندگان ماهرتر است///و [یاد کن‌] هنگامى را که کافران در باره تو نیرنگ مى‌کردند تا تو را به بند کشند یا بکشند یا [از مکه‌] اخراج کنند، و نیرنگ مى‌زدند، و خدا تدبیر مى‌کرد، و خدا بهترین تدبیرکنندگان است.///و [به یاد آور] زمانى که کافران درباره تو نقشه مى‌کشیدند تا تو را زندانى کنند، یا تو را بکشند یا [از مکه] تبعید کنند و آنان نقشه مى‌کشیدند و خدا هم تدبیر مى‌کرد و خداوند، بهترین تدبیرکنندگان است.///و (به یاد آر) وقتی که کافران با تو مکر می‌کردند تا تو را به بند کشند یا به قتل رسانند یا از شهر بیرون کنند، و آنها (با تو) مکر می‌کنند خدا هم (با آنها) مکر می‌کند و خدا بهتر از هر کس مکر تواند کرد.///و یاد کن که کافران در حق تو بدسگالی می‌کردند تا تو را در بند کشند یا بکشند یا آواره کنند، و آنان مکر می‌ورزیدند و خداوند هم مکر می‌ورزید و خداوند بهترین مکرانگیزان است‌///(به خاطر بیاور) هنگامی را که کافران نقشه می‌کشیدند که تو را به زندان بیفکنند، یا به قتل برسانند، و یا (از مکه) خارج سازند؛ آنها چاره می‌اندیشیدند (و نقشه می‌کشیدند)، و خداوند هم تدبیر می‌کرد؛ و خدا بهترین چاره جویان و تدبیرکنندگان است!///و هنگامی که می‌اندیشیدند برای تو آنان که کفر ورزیدند که بازدارندت یا بکشندت یا برون‌کنندت و مکر کردند و مکر کرد خدا و خدا است بهترین مکرآوران‌///و چون کافران درباره‌ی تو نیرنگ می‌کنند تا تو را در بند کشند یا بکشند یا (از مکه) اخراج کنند و نیرنگ می‌زنند و خدا (نیز به آنان) نیرنگ می‌زند و خدا بهترین نیرنگ‌زنندگان است. quran_en_fa When Our Signs are rehearsed to them, they say: "We have heard this (before): if we wished, we could say (words) like these: these are nothing but tales of the ancients." و هنگامی که آیات ما را بر آنان می‌خوانند، می‌گویند: البته شنیدیم [ولی این آیات، مطلب فوق العاده‌ای نیست] ما هم اگر بخواهیم مانند آن را می‌گوییم، این آیات جز افسانه پیشینیان نیست!!///و هنگامی که آیات ما را بر آنان می‌خوانند، می‌گویند: البته شنیدیم [ولی این آیات، مطلب فوق العاده‌ای نیست] ما هم اگر بخواهیم مانند آن را می‌گوییم، این آیات جز افسانه پیشینیان نیست!!///چون آیات ما بر آنها خوانده شد، گفتند: شنیدیم. و اگر بخواهیم همانند آن مى‌گوییم، این چیزى جز افسانه‌هاى پیشینیان نیست.///و چون آیات ما بر آنها تلاوت شود مى‌گویند: به خوبى شنیدیم، اگر مى‌خواستیم ما نیز همانند آن را مى‌گفتیم، این [قرآن‌] جز افسانه‌هاى پیشینیان نیست///و چون آیات ما بر آنان خوانده شود، مى‌گویند: «به خوبى شنیدیم، اگر مى‌خواستیم، قطعا ما نیز همانند این را مى‌گفتیم، این جز افسانه‌هاى پیشینیان نیست.»///و هرگاه آیات ما بر آنان تلاوت شود، می‌گویند: «شنیدیم، ما نیز اگر بخواهیم، قطعا مانند این قرآن را بیان مى‌کنیم. این، جز افسانه‌هاى پیشینیان نیست!»///و چون بر آنان آیات ما تلاوت شود گویند: شنیدیم، اگر ما هم می‌خواستیم مانند آن می‌گفتیم، این چیزی جز افسانه پیشینیان نیست.///و چون آیات ما بر آنان خوانده می‌شد می‌گفتند شنیدیم و اگر بخواهیم مانند این خواهیم گفت، این جز افسانه‌های پیشینیان نیست‌///و هنگامی که آیات ما بر آنها خوانده می‌شود، می‌گویند: «شنیدیم؛ (چیز مهمی نیست؛) ما هم اگر بخواهیم مثل آن را می‌گوییم؛ اینها همان افسانه‌های پیشینیان است!» (ولی دروغ می‌گویند، و هرگز مثل آن را نمی‌آورند.)///و هنگامی که خوانده شود بر ایشان آیتهای ما گویند همانا شنیدیم اگر می‌خواستیم می‌گفتیم همانند این نیست این جز افسانه‌های باستان‌///و هنگامی که آیات ما بر آنان خوانده شود گویند: «به‌راستی شنیدیم. اگر بخواهیم همانا ما نیز همانند این را می‌گوییم. این جز افسانه‌ها و گردآورده‌های پیشینیان نیست.» quran_en_fa Remember how they said: "O Allah if this is indeed the Truth from Thee, rain down on us a shower of stones form the sky, or send us a grievous penalty." و [یاد کن] هنگامی را که گفتند: خدایا! اگر این [قرآن] همان حق [نازل شده] از نزد توست، پس بر ما سنگ هایی از آسمان ببار یا عذابی دردناک بر ما بیاور!!///و [یاد کن] هنگامی را که گفتند: خدایا! اگر این [قرآن] همان حق [نازل شده] از نزد توست، پس بر ما سنگ هایی از آسمان ببار یا عذابی دردناک بر ما بیاور!!///و آن هنگام را که گفتند: بارخدایا، اگر این که از جانب تو آمده حق است، بر ما از آسمان بارانى از سنگ ببار یا عذاب دردآورى بر ما بفرست.///و [یادآر] هنگامى را که گفتند: پروردگارا! اگر این [کتاب‌] حق و از سوى توست، بر ما از آسمان سنگى ببار یا ما را عذاب دردناکى بیاور///و [یاد کن‌] هنگامى را که گفتند: «خدایا، اگر این [کتاب‌] همان حق از جانب توست، پس بر ما از آسمان سنگهایى بباران یا عذابى دردناک بر سر ما بیاور.»///و [به یاد آور] زمانى که مخالفان گفتند: «خدایا! اگر این [اسلام وقرآن] همان حق‌ از جانب توست، پس بر ما از آسمان سنگ‌هایى ببار یا عذابى دردناک براى ما بیاور!»///و آن‌گاه که گفتند: خدایا اگر این قرآن به راستی بر حق و از جانب توست پس یا بر سرمان سنگهایی از آسمان ببار یا ما را به عذابی دردناک گرفتار ساز!///و چنین بود که می‌گفتند بار خدایا اگر این حق است و از سوی توست، بر ما از آسمان سنگ ببار، یا عذاب دردناکی بر سر ما بیاور///و (به خاطر بیاور) زمانی را که گفتند: «پروردگارا! اگر این حق است و از طرف توست، بارانی از سنگ از آسمان بر ما فرود آر! یا عذاب دردناکی برای ما بفرست!»///و هنگامی که گفتند بار خدایا اگر این است حق از نزد تو پس ببار بر ما سنگی از آسمان یا بیاور ما را عذابی دردناک‌///و چون گفتند: «خدایا! اگر این (کتاب، هم) آن (کل) حق از جانب تو است، پس بر ما از آسمان سنگ‌هایی بباران یا عذابی دردناک بر (سرو سامان‌) مان بیاور.» quran_en_fa But Allah was not going to send them a penalty whilst thou wast amongst them; nor was He going to send it whilst they could ask for pardon. و خدا بر آن نیست که آنان را در حالی که تو در میان آنان به سر می‌بری، عذاب کند و تا ایشان طلب آمرزش می‌کنند، خدا عذاب کننده آنان نخواهد بود.///و خدا بر آن نیست که آنان را در حالی که تو در میان آنان به سر می‌بری، عذاب کند و تا ایشان طلب آمرزش می‌کنند، خدا عذاب کننده آنان نخواهد بود.///تا آنگاه که تو در میانشان هستى خدا عذابشان نکند و تا آنگاه که از خدا آمرزش مى‌طلبند، نیز خدا عذابشان نخواهد کرد.///و تا تو در میان آنها هستى خدا بر آن نیست که آنها را عذاب کند و تا آنها استغفار مى‌کنند خدا عذاب کننده‌ى آنها نیست///و [لى‌] تا تو در میان آنان هستى، خدا بر آن نیست که ایشان را عذاب کند، و تا آنان طلب آمرزش مى‌کنند، خدا عذاب‌کننده ایشان نخواهد بود.///و [لى] تا تو در میان مردم هستى، خداوند بر آن نیست که آنان را عذاب کند و تا آنان استغفار مى‌کنند، خداوند عذاب کننده آنان نیست.///ولی خدا تا تو (پیغمبر رحمت) در میان آنها هستی آنان را عذاب نخواهد کرد و نیز مادامی که به درگاه خدا توبه و استغفار کنند باز خدا آنها را عذاب نکند.///و خداوند مادام که تو در میان ایشان هستی، آنان را عذاب نمی‌کند، و نیز مادام که استغفار می‌کنند، عذاب‌کننده آنان نیست‌///ولی (ای پیامبر!) تا تو در میان آنها هستی، خداوند آنها را مجازات نخواهد کرد؛ و (نیز) تا استغفار می‌کنند، خدا عذابشان نمی‌کند.///و نبوده است خدا عذاب‌کننده آنان حالی که توئی در آنان و نبوده است خدا عذاب‌کننده ایشان و ایشانند استغفارکنندگان‌///و تا تو در میان آنان هستی خدا بر آن نبوده است که ایشان را (در دنیا) عذاب کند و خدا عذاب‌کننده‌ی ایشان نبوده است، حال آنکه آنان پوشش (و پوزش) همی‌خواهند. quran_en_fa But what plea have they that Allah should not punish them, when they keep out (men) from the sacred Mosque - and they are not its guardians? No men can be its guardians except the righteous; but most of them do not understand. و چه چیزی مانع آنان است که خدا عذابشان نکند، در حالی که [مردم مؤمن را] از ورود به مسجدالحرام [و عبادت در آن] با آنکه متولیان آن نیستند، بازمی دارند؛ متولیان [شایسته و واقعی] این [مکان مقدس] فقط پرهیزکارانند، ولی بیشتر مشرکان نمی‌دانند [که تولیت آنجا شایسته آنان نیست.]///و چه چیزی مانع آنان است که خدا عذابشان نکند، در حالی که [مردم مؤمن را] از ورود به مسجدالحرام [و عبادت در آن] با آنکه متولیان آن نیستند، بازمی دارند؛ متولیان [شایسته و واقعی] این [مکان مقدس] فقط پرهیزکارانند، ولی بیشتر مشرکان نمی‌دانند [که تولیت آنجا شایسته آنان نیست.]///چرا خدا عذابشان نکند، حال آنکه مردم را از مسجدالحرام باز مى‌دارند و صاحبان آن نیستند؟ صاحبان آن تنها پرهیزگارانند ولى بیشترینشان نمى‌دانند.///و چرا خدا عذابشان نکند، در حالى که مردم را از مسجد الحرام باز مى‌دارند در صورتى که متولیان آن نبوده‌اند. متولیان مسجد جز پارسایان نمى‌باشند ولى اکثر آنان نمى‌فهمند///چرا خدا [در آخرت‌] عذابشان نکند، با اینکه آنان [مردم را] از [زیارت‌] مسجدالحرام باز مى‌دارند در حالى که ایشان سرپرست آن نباشند. چرا که سرپرست آن جز پرهیزگاران نیستند، ولى بیشترشان نمى‌دانند.///و چرا خداوند آنها را عذاب نکند؟ با این که آنان [مردم را] از مسجدالحرام باز مى‌دارند، در حالى که سرپرست آنجا نیستند. جز افراد پرهیزکار، دیگران حق تولیت و سرپرستى آن را ندارند؛ ولى بیشترشان نمى‌دانند.///و آنها چه کردند که خدا عذابشان نکند؟! در صورتی که راه مسجد الحرام را (به روی بندگان خدا) می‌بندند و آنها سرپرستان (شایسته تولیت) آن نیستند، سرپرستان آن به جز اهل تقوا نباشند، لیکن اکثر مردم آگاه نیستند.///و سزاوار نیستند که خداوند [در آخرت‌] عذابشان نکند، و حال آنکه مردمان را از [زیارت‌] مسجدالحرام باز می‌دارند و ایشان متولیان آن نباشند، چرا که جز پارسایان کسی متولی آن [مسجدالحرام‌] نمی‌تواند باشد، ولی بیشترشان [مردم‌] نمی‌دانند///چرا خدا آنها را مجازات نکند، با اینکه از (عبادت موحدان در کنار) مسجد الحرام جلوگیری می‌کنند در حالی که سرپرست آن نیستند؟! سرپرست آن، فقط پرهیزگارانند؛ ولی بیشتر آنها نمی‌دانند.///و چیست ایشان را (چرا) عذابشان نکند خدا حالی که بازمی‌دارند از مسجد حرام و نیستند یاران آن همانا نیستند یاران آن مگر پرهیزکاران و لیکن بیشتر ایشان نمی‌دانند///و برایشان چیست [: چه حقی است] که خدا عذابشان نکند، حال آنکه آنان [: مردمان] را از (زیارت) مسجدالحرام باز می‌دارند، درحالی‌که ایشان دوستان (خدا) و سرپرستان آن [: مسجدالحرام] نبوده‌اند؟ دوستان (خدا) و سرپرستان آن [: مسجدالحرام] جز پرهیزگاران نیستند، ولی بیشترشان نمی‌دانند. quran_en_fa Their prayer at the House (of Allah) is nothing but whistling and clapping of hands: (Its only answer can be), "Taste ye the penalty because ye blasphemed." و نماز و دعایشان در کنار خانه [خدا] چیزی جز سوت کشیدن و کف زدن نبود، پس به کیفر کفری که همواره می‌ورزیدید، عذاب [دنیا و آخرت را] بچشید.///و نماز و دعایشان در کنار خانه [خدا] چیزی جز سوت کشیدن و کف زدن نبود، پس به کیفر کفری که همواره می‌ورزیدید، عذاب [دنیا و آخرت را] بچشید.///و دعایشان در نزد خانه کعبه جز صفیر کشیدن و دست‌زدن هیچ نبود. پس به پاداش انکارتان عذاب را بچشید.///و نماز ایشان در کنار خانه خدا جز سوت کشیدن و کف زدن نبود پس به سزاى انکارتان عذاب را بچشید///و نمازشان در خانه [خدا] جز سوت کشیدن و کف زدن نبود. پس به سزاى آنکه کفر مى‌ورزیدید، این عذاب را بچشید!///[دعا و] نمازشان نزد خانه [کعبه]، جز سوت‌کشیدن و کف‌زدن نبود. پس به خاطر آن که کفر مى‌ورزیدید، عذاب [الهى را] بچشید.///و نماز آنها در خانه کعبه جز صفیر و کف‌زدنی (که خلق را از خانه خدا منع می‌کند) چیزی دیگر نیست، پس (در آخرت به آنها خطاب شود) بچشید طعم عذاب را به کیفر آنکه به خدا کافر بودید.///و [اینان کسانی هستند که‌] نمازشان در پیرامون خانه کعبه جز سوت زدن و دست‌افشانی نیست، پس عذاب [الهی‌] را به خاطر کفرورزیدنتان بچشید///(آنها که مدعی هستند ما هم نماز داریم،) نمازشان نزد خانه (خدا)، چیزی جز «سوت کشیدن» «کف زدن» نبود؛ پس بچشید عذاب (الهی) را بخاطر کفرتان!///و نبود نمازشان نزد خانه جز صفیر و دستک‌زدنی پس بچشید عذاب را بدانچه بودید کفر می‌ورزیدید///و نمازشان نزد خانه (ی خدا) جز سوت کشیدن و کف زدن نبود: «پس به آن چه کفر می‌ورزیده‌اید، این عذاب را بچشید.» quran_en_fa The Unbelievers spend their wealth to hinder (man) from the path of Allah, and so will they continue to spend; but in the end they will have (only) regrets and sighs; at length they will be overcome: and the Unbelievers will be gathered together to Hell;- مسلما کسانی که کافرند، اموالشان را هزینه می‌کنند تا مردم را از راه خدا بازدارند، و به زودی همه اموالشان را [برای جلوگیری از گسترش اسلام] خرج می‌کنند؛ سپس [این عمل] برای آنان مایه حسرت و ندامت می‌شود [زیرا خواهند دید که ثروتشان را از دست داده‌اند و اسلام هم گسترش یافته] و آن گاه مغلوب می‌شوند، و آنان که کافرند به سوی دوزخ گردآوری خواهند شد.///مسلما کسانی که کافرند، اموالشان را هزینه می‌کنند تا مردم را از راه خدا بازدارند، و به زودی همه اموالشان را [برای جلوگیری از گسترش اسلام] خرج می‌کنند؛ سپس [این عمل] برای آنان مایه حسرت و ندامت می‌شود [زیرا خواهند دید که ثروتشان را از دست داده‌اند و اسلام هم گسترش یافته] و آن گاه مغلوب می‌شوند، و آنان که کافرند به سوی دوزخ گردآوری خواهند شد.///کافران اموالشان را خرج مى‌کنند تا مردم را از راه خدا بازدارند. اموالشان را خرج خواهند کرد و حسرت خواهند برد، سپس مغلوب مى‌شوند. و کافران را در جهنم گرد مى‌آورند.///همانا کافران اموال خود را صرف مى‌کنند تا مردم را از راه خدا باز دارند و باز هم [در آینده‌] خرج خواهند کرد و عاقبت، حسرتى براى آنان خواهد گشت و سر انجام مغلوب مى‌شوند. و کسانى که کافر شدند به سوى جهنم گردآورى خواهند شد///بى‌گمان، کسانى که کفر ورزیدند، اموال خود را خرج مى‌کنند تا [مردم را] از راه خدا بازدارند. پس به زودى [همه‌] آن را خرج مى‌کنند، و آنگاه حسرتى بر آنان خواهد گشت؛ سپس مغلوب مى‌شوند. و کسانى که کفر ورزیدند، به سوى دوزخ گردآورده خواهند شد.///آنان که کافر شدند، اموال خود را صرف مى‌کنند تا از راه خدا جلوگیرى کنند. در آینده نیز این گونه خرج‌ها را خواهند داشت، سپس [اموال هزینه شده] مایه‌ى حسرت آنان مى‌گردد و آن­گاه شکست مى‌خورند و آنان که کافر شدند، به سوى دوزخ محشور خواهند شد.///کافران اموالشان را انفاق می‌کنند برای این مقصود که راه خدا را ببندند پس به زودی مالهایشان بر سر این خیال باطل برود و حسرتش بر دل آنها بماند و آن‌گاه مغلوب نیز خواهند شد، و کافران را به سوی جهنم جمعا رهسپار سازند.///[آن‌] کافران اموالشان را برای بازداشتن از راه خدا خرج می‌کنند، آری خرجش خواهند کرد آنگاه مایه حسرت آنان می‌گردد و سرانجام مغلوب می‌گردند، و کافران را در جهنم گرد می‌آورند///آنها که کافر شدند، اموالشان را برای بازداشتن (مردم) از راه خدا خرج می‌کنند؛ آنان این اموال را (که برای به دست آوردنش زحمت کشیده‌اند، در این راه) مصرف می‌کنند، اما مایه حسرت و اندوهشان خواهد شد؛ و سپس شکست خواهند خورد؛ و (در جهان دیگر) کافران همگی به سوی دوزخ گردآوری خواهند شد.///همانا آنان که کافر شدند می‌دهند مالهای خود را تا بازدارند از راه خدا زود است بدهند آنها را سپس حسرتی بر ایشان شود پس شکست خورند و آنان که کفر ورزیدند بسوی دوزخ گردآورده شوند///بی‌گمان کسانی که کفر ورزیدند اموال خود را انفاق می‌کنند تا (خود و دیگران را) از راه خدا باز دارند. پس به زودی آن اموال را انفاق می‌کنند؛ سپس بر آنان حسرتی خواهد بود. سپس مغلوب می‌شوند و کسانی که کفر ورزیدند، سوی دوزخ گرد آورده می‌شوند. quran_en_fa In order that Allah may separate the impure from the pure, put the impure, one on another, heap them together, and cast them into Hell. They will be the ones to have lost. تا خدا ناپاکان را از پاکان جدا کند، وناپاکان را روی یکدیگر گذارد، پس همه را متراکم وانباشته سازد و یکجا در جهنم قرار دهد؛ [به راستی] آنانند که زیانکار واقعی اند.///تا خدا ناپاکان را از پاکان جدا کند، وناپاکان را روی یکدیگر گذارد، پس همه را متراکم وانباشته سازد و یکجا در جهنم قرار دهد؛ [به راستی] آنانند که زیانکار واقعی اند.///تا خدا ناپاک را از پاک بازنمایاند و ناپاکان را برهم نهد. آنگاه همه را گرد کند و به جهنم افکند. اینان زیانکارانند.///تا خداوند ناپاک را از پاک جدا سازد، و ناپاک‌ها را روى هم گذارد و هم را انباشته کند و یکجا در دوزخ افکند. اینانند که زیانکارانند///تا خدا، ناپاک را از پاک جدا کند، و ناپاکها را روى یکدیگر نهد و همه را متراکم کند؛ آنگاه در جهنم قرار دهد. اینان همان زیانکارانند.///[این حسرت، شکست و عذاب،] براى آن است که خداوند، ناپاک را از پاک جدا کند و پلیدى‌ها را بر هم نهد و همه را متراکم سازد و در دوزخ قرار دهد، آنان همان زیانکارانند.///تا آنکه خدا پلید را از پاکیزه جدا سازد و پلیدان را بعضی با بعضی دیگر درآمیزد و با هم گرد آورد آن‌گاه همه را در آتش دوزخ افکند، که آنها زیانکاران عالمند.///[چنین است‌] تا خداوند پاک را از پلید جدا کند و پلید را برهم نهد و همه را برهم بیفشرد و سرانجام در جهنم اندازد، اینان همان زیانکارانند///(اینها همه) بخاطر آن است که خداوند (می‌خواهد) ناپاک را از پاک جدا سازد، و ناپاکها را روی هم بگذارد، و همه را متراکم سازد، و یکجا در دوزخ قرار دهد؛ و اینها هستند زیانکاران!///تا جداسازد خدا پلید را از پاک و بنهد پلید را پاره‌ای از آن بر پاره‌ای پس انباشته سازدش با هم پس بگرداندش در دوزخ آنانند زیانکاران‌///تا خدا ناپاک را از پاک جدا (سازی) کند و ناپاک (ها) را روی یکدیگر نهد تا همه (ی این‌ها) را انباشته سازد؛ پس آنها را در جهنم نهد. اینان، (هم) ایشان زیان‌کارانند. quran_en_fa Say to the Unbelievers, if (now) they desist (from Unbelief), their past would be forgiven them; but if they persist, the punishment of those before them is already (a matter of warning for them). به کسانی که کافرند بگو: اگر از کفر خود بازایستند [و به اسلام روی آورند] گناهان [ی چون جنگ با پیامبر و بازداشتن مردم از راه خدا، ومنع کردن مؤمنان از ورود به مسجدالحرام] از آنان بخشیده خواهد شد، واگر [به گناهانشان] بازگردند، بی تردید همان سنت خدا که در رابطه با [عذاب وهلاک] پیشینیان جاری شد [بر آنان نیز جاری می‌شود.]///به کسانی که کافرند بگو: اگر از کفر خود بازایستند [و به اسلام روی آورند] گناهان [ی چون جنگ با پیامبر و بازداشتن مردم از راه خدا، ومنع کردن مؤمنان از ورود به مسجدالحرام] از آنان بخشیده خواهد شد، واگر [به گناهانشان] بازگردند، بی تردید همان سنت خدا که در رابطه با [عذاب وهلاک] پیشینیان جاری شد [بر آنان نیز جاری می‌شود.]///به کافران بگوى که اگر دست بردارند گناهان گذشته آنها آمرزیده شود و اگر بازگردند، دانند که با پیشینیان چه رفتارى شده است.///به کافران بگو: اگر باز ایستند، گذشته آنها بخشوده خواهد شد، و اگر بازگردند سنت خدا در حق گذشتگان جارى شده است، [در باره‌ى آنها نیز جارى مى‌شود]///به کسانى که کفر ورزیده‌اند، بگو: «اگر بازایستند، آنچه گذشته است برایشان آمرزیده مى‌شود؛ و اگر بازگردند، به یقین، سنت [خدا در مورد] پیشینیان گذشت.»///[اى پیامبر!] به کافران بگو اگر [از مخالفت] دست بردارند، گذشته‌ى آنان بخشوده مى‌شود و اگر [به روش سابق خود] برگردند، مسلما سنت الهى در برخورد با گذشتگان، [درباره‌ى آنان نیز] جارى است.///(ای رسول ما) کافران را بگو که اگر (از کفر خود) دست کشیده و به راه ایمان بازآیند هر چه از پیش کرده‌اند بخشیده شود، و اگر باز (به کفر و عصیان) روی آرند سنت الهی درباره پیشینیان درگذشته است (یعنی حکم ازلی بر این قرار گرفته که مؤمنان را عزیز و بهشتی کند و کافران را ذلیل و دوزخی گرداند).///به کافران بگو اگر دست [از کفر خود] بردارند، گذشته‌هایشان آمرزیده خواهد شد و اگر به آن بازگردند، [بدانند که بر آنان نیز] سنت پیشینیان خواهد گذشت‌///به آنها که کافر شدند بگو: «چنانچه از مخالفت باز ایستند، (و ایمان آورند،) گذشته آنها بخشوده خواهد شد؛ و اگر به اعمال سابق بازگردند، سنت خداوند در گذشتگان، درباره آنها جاری می‌شود (؛ و حکم نابودی آنان صادر می‌گردد).///بگو بدانان که کفر ورزیدند اگر دست بردارند آمرزیده شود برای ایشان آنچه گذشته است و اگر بازگردند همانا گذشت شیوه پیشینیان‌///به کسانی که کافر شدند بگو: «اگر (از تعدی بر مسلمانان یا از کفرشان) باز ایستند، آنچه (از تعدی یا کفرشان) گذشته است برایشان پوشیده می‌شود و اگر (بدان) باز گردند، بی‌گمان سنت (خدا در مورد) پیشینیان، گذشته است.» quran_en_fa And fight them on until there is no more tumult or oppression, and there prevail justice and faith in Allah altogether and everywhere; but if they cease, verily Allah doth see all that they do. و با آنان بجنگید تا هیچ نوع فساد و فتنه [و خونریزی وناامنی] بر جا نماند، و دین [در سراسر گیتی] ویژه خدا شود؛ پس اگر از فتنه بازایستند [با آنان نجنگید] زیرا خدا به آنچه انجام می‌دهند، بیناست.///و با آنان بجنگید تا هیچ نوع فساد و فتنه [و خونریزی وناامنی] بر جا نماند، و دین [در سراسر گیتی] ویژه خدا شود؛ پس اگر از فتنه بازایستند [با آنان نجنگید] زیرا خدا به آنچه انجام می‌دهند، بیناست.///با آنان نبرد کنید تا دیگر فتنه‌اى نباشد و دین همه دین خدا گردد. پس اگر باز ایستادند، خدا کردارشان را مى‌بیند.///و با آنها بجنگید تا دیگر فتنه‌اى نباشد و دین یکسره از آن خدا گردد. پس اگر [از کفر] باز ایستادند، بى‌تردید خداوند به آنچه انجام مى‌دهند بیناست///و با آنان بجنگید تا فتنه‌اى بر جاى نماند و دین یکسره از آن خدا گردد. پس اگر [از کفر] بازایستند قطعا خدا به آنچه انجام مى‌دهند بیناست.///و با آنان بجنگید تا فتنه‌اى [از کفر و شرک] بر جاى نماند و دین، یکسره براى خدا باشد. پس اگر [از کفر خود] دست کشیدند، خداوند به آنچه انجام مى‌دهند، بیناست.///و (ای مؤمنان) با کافران بجنگید تا دیگر فتنه و فسادی نماند و آیین همه دین خدا گردد، و چنانچه دست (از کفر) کشیدند خدا به اعمالشان بیناست.///و با آنان کارزار کنید تا آنکه فتنه شرک باقی نماند و دین، سراسر دین خدایی باشد، و اگر دست بردارند خداوند به کار و کردارشان بیناست‌///و با آنها پیکار کنید، تا فتنه [= شرک و سلب آزادی‌] برچیده شود، و دین (و پرستش) همه مخصوص خدا باشد! و اگر آنها (از راه شرک و فساد بازگردند، و از اعمال نادرست) خودداری کنند، (خداوند آنها را می‌پذیرد؛) خدا به آنچه انجام می‌دهند بیناست.///و نبرد کنید با ایشان تا نشود فتنه‌ای و بشود دین همه آن برای خدا پس اگر دست برداشتند همانا خدا بدانچه می‌کنند بینا است‌///و با آنان کشتار کنید تا فتنه‌ای (بر جای) نماند و دین یکسره از آن خدا باشد. پس اگر باز ایستند، همواره خدا به آنچه انجام می‌دهند بیناست. quran_en_fa If they refuse, be sure that Allah is your Protector - the best to protect and the best to help. و اگر روی گرداندند [باک نداشته باشید] بدانید که خدا سرپرست و یار شماست؛ نیکو سرپرست و نیکو یاوری است.///و اگر روی گرداندند [باک نداشته باشید] بدانید که خدا سرپرست و یار شماست؛ نیکو سرپرست و نیکو یاوری است.///و اگر سر باز زدند، بدانید که خدا مولاى شماست، او مولا و یارى‌دهنده‌اى نیکو است.///و اگر روى گرداندند، بدانید که خداوند مولاى شماست. که نیکو مولا و نیکو یاورى است///و اگر روى برتافتند، پس بدانید که خدا سرور شماست. چه نیکو سرور و چه نیکو یاورى است.///و اگر [باز هم] سرپیچى کنند و روى بگردانند، بدانید که خداوند، مولا و سرپرست شماست. چه خوش مولایى و چه نیکو یاورى است!///و اگر پشت کردند، پس بدانید که البته خدا یار شماست، که بهترین یار و بهترین یاور است.///و اگر روی گرداندند [شما مسلمانان‌] بدانید که خداوند سرور شماست، چه نیکو سروری و چه نیکو یاوری‌///و اگر سرپیچی کنند، بدانید (ضرری به شما نمی‌رسانند؛) خداوند سرپرست شماست! چه سرپرست خوبی! و چه یاور خوبی!///و اگر روی گردانیدند پس بدانید که خدا است سرپرست شما چه خوب سرپرست و چه خوب یاوری است‌///و اگر روی برتافتند، بدانید (که) خدا به راستی سرور شماست (و) چه نیکو سرور و چه نیکو یاوری است. quran_en_fa And know that out of all the booty that ye may acquire (in war), a fifth share is assigned to Allah,- and to the Messenger, and to near relatives, orphans, the needy, and the wayfarer,- if ye do believe in Allah and in the revelation We sent down to Our servant on the Day of Testing,- the Day of the meeting of the two forces. For Allah hath power over all things. و بدانید هر چیزی را که [از راه جهاد یا کسب یا هر طریق مشروعی] به عنوان غنیمت و فایده به دست آوردید [کم باشد یا زیاد] یک پنجم آن برای خدا و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و خویشان پیامبر، و یتیمان و مسکینان و در راه ماندگان است، اگر به خدا و آنچه بر بنده‌اش روز جدا کننده حق از باطل، روز رویارویی دو گروه [مؤمن وکافر در جنگ بدر] نازل کردیم، ایمان آورده‌اید [پس آن را به عنوان حقی واجب به خدا و رسول و دیگر نامبردگان بپردازید]؛ و خدا بر هرکاری تواناست.///و بدانید هر چیزی را که [از راه جهاد یا کسب یا هر طریق مشروعی] به عنوان غنیمت و فایده به دست آوردید [کم باشد یا زیاد] یک پنجم آن برای خدا و رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و خویشان پیامبر، و یتیمان و مسکینان و در راه ماندگان است، اگر به خدا و آنچه بر بنده‌اش روز جدا کننده حق از باطل، روز رویارویی دو گروه [مؤمن وکافر در جنگ بدر] نازل کردیم، ایمان آورده‌اید [پس آن را به عنوان حقی واجب به خدا و رسول و دیگر نامبردگان بپردازید]؛ و خدا بر هرکاری تواناست.///و اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز فرقان که دو گروه به هم رسیدند نازل کرده‌ایم ایمان آورده‌اید، بدانید که هرگاه چیزى به غنیمت گرفتید خمس آن از آن خدا و پیامبر و خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و در راه ماندگان است. و خدا به هر چیز تواناست.///و بدانید هر گونه غنیمتى به دست آوردید، یک پنجم آن براى خدا و پیامبر و از آن خویشاوندان و یتیمان و تنگدستان و در راه ماندگان است، اگر به خدا و به آنچه بر بنده‌ى خود در روز جدایى [حق از باطل‌]، روزى که آن دو گروه با هم رو در رو شدند، نازل کردیم ایمان آ///و بدانید که هر چیزى را به غنیمت گرفتید، یک پنجم آن براى خدا و پیامبر و براى خویشاوندان [او] و یتیمان و بینوایان و در راه‌ماندگان است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدایى [حق از باطل] -روزى که آن دو گروه با هم روبرو شدند- نازل کردیم، ایمان آورده‌اید. و خدا بر هر چیزى تواناست.///و اگر به خداوند و آنچه بر بنده‌ى خود، روز جدایى [حق از باطل]، روز درگیرى دو گروه [با ایمان و بى‌ایمان در جنگ بدر،] نازل کردیم، ایمان دارید، بدانید که هرچه غنیمت گرفتید، خمس آن براى خداوند و رسول­خدا و خویشاوندان [او، اهل‌بیت] و یتیمان و بینوایان و در راه‌ماندگان [از سادات] است و خداوند بر هر چیزى تواناست.///و (ای مؤمنان) بدانید که هر چه غنیمت و فایده برید خمس آن خاص خدا و رسول و خویشان او و یتیمان و فقیران و در راه سفر ماندگان (از خاندان او) است، اگر به خدا و به آنچه بر بنده خود (محمد صلی الله علیه و آله و سلم) در روز فرقان، روزی که دو سپاه (اسلام و کفر در جنگ بدر) روبرو شدند نازل کرده‌ایم ایمان آورده‌اید، و خدا بر هر چیز تواناست.///اگر به خداوند و آنچه بر بنده خود در یوم‌الفرقان [روز جنگ بدر، روز جدایی حق از باطل‌]، روز برخورد دو گروه [حق و باطل‌] نازل کرده‌ایم، ایمان دارید، بدانید که از هر غنیمتی که به دست آورید یک پنجم آن خاص خداوند و پیامبر و خویشاوندان [او] و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان است، و خداوند بر هر کاری تواناست‌///بدانید هرگونه غنیمتی به دست آورید، خمس آن برای خدا، و برای پیامبر، و برای ذی‌القربی و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه (از آنها) است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدایی حق از باطل، روز درگیری دو گروه (باایمان و بی‌ایمان) [= روز جنگ بدر] نازل کردیم، ایمان آورده‌اید؛ و خداوند بر هر چیزی تواناست!///و بدانید که آنچه در جنگ به دست آوردید همانا برای خدا است پنج یک آن و برای پیمبر و برای نزدیکان و یتیمان و بینوایان و درماندگان راه اگر ایمان آورده‌اید به خدا و آنچه فرستادیم بر بنده خود روز جداشدن روزی که دو سپاه روبرو شدند و خدا است بر هر چیزی توانا///و بدانید که هر چیزی را به‌راستی به غنیمت گرفتید، یک‌پنجم آن برای خدا و برای پیامبر خدا و برای نزدیکترین نزدیکان (پیامبر) و (نیز برای) (کل) یتیمان و بینوایان و در راه مانده (ها‌) ست؛ اگر به خدا و (نیز) آنچه بر بنده‌ی خود در آن روز جدایی (حق از باطل) نازل کردیم ایمان آوردید؛ روزی که آن دو گروه با هم روبه‌رو شدند. و خدا بر هر چیزی تواناست. quran_en_fa Remember ye were on the hither side of the valley, and they on the farther side, and the caravan on lower ground than ye. Even if ye had made a mutual appointment to meet, ye would certainly have failed in the appointment: But (thus ye met), that Allah might accomplish a matter already enacted; that those who died might die after a clear Sign (had been given), and those who lived might live after a Clear Sign (had been given). And verily Allah is He Who heareth and knoweth (all things). و [یاد کنید] هنگامی را که شما [در جنگ بدر] بر دامنه‌ای نزدیک‌تر به سطح زمین بودید [که برای جنگ جایی نامناسب بود] و دشمن در دامنه‌ای بالاتر [و مناسب برای جنگ] قرار داشت، و کاروان [تجاری قریش] در مکانی پایین‌تر ازشما بود [که توانست دور از دید شما بگریزد]؛ و اگر [برای رویارویی] با دشمن [زمانی معین و جایی مشخص] وعده می‌گذاشتید، نسبت به وعده گاه اختلاف می‌کردید [ظاهر امر نشان می‌داد که شکست حتمی با شما و پیروزی قطعی با دشمن است، ولی این پیروزی به صورتی غیر عادی نصیب شما شد] تا خدا پیروزی شما و شکست آنان را که [بر اساس اراده‌اش] انجام شدنی بود تحقق دهد، تا هر که هلاک می‌شود از روی دلیلی روشن هلاک شود، وهر که زندگی می‌کند ازروی برهانی آشکار زندگی کند؛ و یقینا خدا شنوا و داناست.///و [یاد کنید] هنگامی را که شما [در جنگ بدر] بر دامنه‌ای نزدیک‌تر به سطح زمین بودید [که برای جنگ جایی نامناسب بود] و دشمن در دامنه‌ای بالاتر [و مناسب برای جنگ] قرار داشت، و کاروان [تجاری قریش] در مکانی پایین‌تر ازشما بود [که توانست دور از دید شما بگریزد]؛ و اگر [برای رویارویی] با دشمن [زمانی معین و جایی مشخص] وعده می‌گذاشتید، نسبت به وعده گاه اختلاف می‌کردید [ظاهر امر نشان می‌داد که شکست حتمی با شما و پیروزی قطعی با دشمن است، ولی این پیروزی به صورتی غیر عادی نصیب شما شد] تا خدا پیروزی شما و شکست آنان را که [بر اساس اراده‌اش] انجام شدنی بود تحقق دهد، تا هر که هلاک می‌شود از روی دلیلی روشن هلاک شود، وهر که زندگی می‌کند ازروی برهانی آشکار زندگی کند؛ و یقینا خدا شنوا و داناست.///شما در کرانه نزدیک‌تر بیابان بودید و آنها در کرانه دورتر بودند و آن قافله در مکانى فروتر از شما بود. اگر شما با یکدیگر زمان جنگ را تعیین مى‌کردید باز هم از آن تخلف مى‌ورزیدید تا کارى که خدا مقرر کرده است واقع شود، تا هر که هلاک مى‌شود به دلیلى هلاک شود و هر که زنده مى‌ماند به دلیلى زنده ماند. هرآینه خدا شنوا و داناست.///آن‌گاه که شما نزدیک‌تر [به مدینه‌] بودید و آنها دورتر، و کاروان [تجارى‌] پایین‌تر از شما بود، و اگر شما با یکدیگر وعده‌ى [جنگ‌] گذاشته بودید، قطعا در باره‌ى قرار جنگ [به خاطر کثرت دشمن‌] اختلاف مى‌کردید، ولى [چنین شد] تا خدا کارى را که مى‌بایست انجا///آنگاه که شما بر دامنه نزدیکتر [کوه‌] بودید و آنان در دامنه دورتر [کوه]، و سواران [دشمن‌] پایین‌تر از شما [موضع گرفته‌] بودند، و اگر با یکدیگر وعده گذارده بودید، قطعا در وعده‌گاه خود اختلاف مى‌کردید، ولى [چنین شد] تا خداوند کارى را که انجام‌شدنى بود به انجام رساند [و] تا کسى که [باید] هلاک شود، با دلیلى روشن هلاک گردد، و کسى که [باید] زنده شود، با دلیلى واضح زنده بماند، و خداست که در حقیقت شنواى داناست.///آن­گاه که شما در کناره­ی نزدیک­تر [به مدینه] بودید و [آنها که همراه ابوجهل از مکه آمده بودند،] در کناره دورتر [از مدینه] و کاروان [تجاری قریش به سرپرستی ابوسفیان] از شما فروتر [و دورتر که توانست بگریزد.] و اگر با هم وعده [جنگ] مى‌گذاشتید، در مورد مکان وعده­گاه خلاف می­کردید، [زیرا می­دانستید در چنین موقعیتی شما شکست می­خورید] ولى [شما در برابر عمل انجام شده قرار گرفتید] تا خدا کارى را که مى‌خواست، تحقق بخشد، هر کس هلاک مى‌شود، از روى حجت و آگاهى هلاک شود و هر کس [به هدایت] حیات یافت، از روى دلیل، حیات یابد و خداوند شنوا و داناست.///همان زمانی که سپاه شما در وادی نزدیک و دشمن به مکانی دور (از شهر مدینه) بود و آن کاروان (تجاری ابو سفیان) فرو دست شما قرار داشتند، و اگر این کارزار به وعده و قرار شما با دشمن مقرر می‌شد در وعده‌گاه (از خوف و اندیشه در جنگ) اختلاف می‌کردید لیکن برای آنکه حکم ازلی و قضای حتمی را که خدا مقدر فرموده اجرا سازد (این رویارویی رخ داد) تا هر که هلاک شدنی است بعد از اتمام حجت هلاک شود و هر که لایق حیات ابدی است به اتمام حجت به حیات ابدی رسد و همانا خدا شنوا و داناست.///یاد کنید زمانی که شما در کناره نزدیک [به مدینه‌] و آنان در کناره دورتر بودند، و سواران [کاروان تجاری قریش‌] در فرودست شما [در کناره دریا] بودند، و اگر شما با همدیگر وعده [جنگ‌] گذارده بودید [چه‌بسا] در آن وعده خلاف می‌کردید، ولی خداوند [چنین مقرر داشت‌] تا کاری انجام یافتنی را به سرانجام برساند، تا سرانجام هرکس که نابود [و گمراه‌] می‌گردد، دیده و دانسته باشد و هرکس زنده [و راهیاب‌] می‌گردد دیده و دانسته باشد، و [بدانید که‌] خداوند شنوای داناست‌///در آن هنگام که شما در طرف پایین بودید، و آنها در طرف بالأ (و دشمن بر شما برتری داشت؛) و کاروان (قریش)، پایین‌تر از شما بود؛ (و وضع چنان سخت بود که) اگر با یکدیگر وعده می‌گذاشتید (که در میدان نبرد حاضر شوید)، در انجام وعده خود اختلاف می‌کردید؛ ولی (همه اینها) برای آن بود که خداوند، کاری را که می‌بایست انجام شود، تحقق بخشد؛ تا آنها که هلاک (و گمراه) می‌شوند، از روی اتمام حجت باشد؛ و آنها که زنده می‌شوند (و هدایت می‌یابند)، از روی دلیل روشن باشد؛ و خداوند شنوا و داناست.///هنگامی که بودید بر کنار فرودین دره و ایشان بر کنار فرازین آن و کاروان فرودتر از شما و اگر وعده می‌گزاردید با هم هر آینه اختلاف می‌کردید در وعده‌گاه لیکن تا بگذراند خدا کاری را که بوده است شدنی تا هلاک شود آنکه هلاک شده است از روی بینش و زنده شود آنکه زنده شده است از روی بینش و همانا خدا است شنونده دانا///چون شما بر دامنه‌ی نزدیکتر (کوه) بودید و آنان در دامنه‌ی دورتر (کوه) و سواران (دشمن) پایین‌تر از شما (موضع گرفته) بودند و اگر با یکدیگر وعده گذارده بودید، همانا در وعده‌گاه خود اختلاف می‌کردید. ولی (چنین شد) تا خدا کاری را که انجام‌شدنی بود به انجام رساند تا کسی که هلاک شد با دلیلی روشن هلاک گردد و کسی که زنده گشت، با دلیلی روشن زنده گردد. و خداست که به‌راستی بسیار شنوای بس داناست. quran_en_fa Remember in thy dream Allah showed them to thee as few: if He had shown them to thee as many, ye would surely have been discouraged, and ye would surely have disputed in (your) decision; but Allah saved (you): for He knoweth well the (secrets) of (all) hearts. و [یاد کن] هنگامی را که خدا دررؤیاهای مکررت [نفرات] آنان را [که بر ضد تو و اهل ایمان تصمیم به جنگ داشتند] به تو اندک و ناچیز نشان داد [تا آن را برای یارانت بیان کنی]؛ و اگر آنان را بسیار و زیاد نشان می‌داد، شما [ای یاران پیامبر!] قطعا سست می‌شدید و در کار جنگ نزاع و اختلاف می‌کردید، ولی خدا شما را [با آگاه شدن از رؤیای پیامبر، از سستی و اختلاف] رهایی بخشید؛ زیرا او به آنچه در سینه هاست، داناست.///و [یاد کن] هنگامی را که خدا دررؤیاهای مکررت [نفرات] آنان را [که بر ضد تو و اهل ایمان تصمیم به جنگ داشتند] به تو اندک و ناچیز نشان داد [تا آن را برای یارانت بیان کنی]؛ و اگر آنان را بسیار و زیاد نشان می‌داد، شما [ای یاران پیامبر!] قطعا سست می‌شدید و در کار جنگ نزاع و اختلاف می‌کردید، ولی خدا شما را [با آگاه شدن از رؤیای پیامبر، از سستی و اختلاف] رهایی بخشید؛ زیرا او به آنچه در سینه هاست، داناست.///در خواب، خدا شمارشان را به تو اندک نشان داد. اگر شمار آنها را بسیار نشان داده بود، از ترس ناتوان مى‌شدید و در تصمیم به جنگ به مناقشه برمى‌خاستید، ولى خداوند شما را از دشمنان در امان داشت، که او به آنچه در دلهاست آگاه است.///[یاد کن‌] آن‌گاه که خداوند تعداد آنان را در خوابت به تو اندک نشان مى‌داد و اگر شمارشان را بسیار نشان مى‌داد مسلما سست مى‌شدید و حتما در کار [جنگ‌] منازعه مى‌کردید، ولى خدا [شما را] به سلامت داشت، چرا که او به راز دل‌ها آگاه است/// [اى پیامبر، یاد کن‌] آنگاه را که خداوند آنان [=سپاه دشمن‌] را در خوابت به تو اندک نشان داد؛ و اگر ایشان را به تو بسیار نشان مى‌داد قطعا سست مى‌شدید و حتما در کار [جهاد] منازعه مى‌کردید، ولى خدا شما را به سلامت داشت، چرا که او به راز دلها داناست.///[اى پیامبر! به یاد آور] زمانى که خداوند، عدد آنان را در خوابت، به تو اندک نشان داد و اگر [خداوند] آنان را زیاد نشان مى‌داد، حتما سست می‌شدید و قطعا در کار [جنگ] نزاع می‌کردید؛ ولى او [شما را از این سستى و نزاع] سالم نگاه داشت. خداوند به آنچه در سینه‌هاست، آگاه است.///و (یاد آر ای رسول) آن‌گاه که خدا دشمنانت را در خواب به تو اندک نشان داد (تا قویدل باشی) و اگر سپاه دشمن را بسیار به چشم تو نشان داده بود (شما مسلمانان) کاملا هراسان و بددل شده و در امر (رفتن به جنگ) جدل و مخالفت می‌کردید، لیکن خدا (شما را از آسیب دشمن) به سلامت داشت، که او دانا و متصرف در اندیشه‌های درونی دلهای خلق است.///یاد کنید که خداوند آنان را در رؤیای تو اندکشمار نمایاند، و اگر بسیار نمایانده بود، هراس به دل راه می‌دادید و در کارتان اختلاف کلمه می‌یافتید، ولی خداوند درامان داشت، که او از راز دلها آگاه است‌///در آن هنگام که خداوند تعداد آنها را در خواب به تو کم نشان داد؛ و اگر فراوان نشان می‌داد، مسلما سست می‌شدید؛ و (درباره شروع جنگ با آنها) کارتان به اختلاف می‌کشید؛ ولی خداوند (شما را از شر اینها) سالم نگه داشت؛ خداوند به آنچه درون سینه‌هاست، داناست.///هنگامی که نمایاندشان خداوند به تو در خواب تو اندکی و اگر می‌نمایاندشان به تو فزون هر آینه سست می‌شدید و اختلاف می‌کردید در کار لیکن خدا نگه داشت همانا اوست دانا بدانچه در سینه‌ها است‌///چون خدا آنان [: سپاه دشمنان] را در خواب به تو اندک نشان می‌دهد و اگر ایشان را به تو زیاد نشان می‌داد همواره سست می‌شدید و بی‌چون در کار (جهاد) منازعه می‌کردید. ولی خدا (شما را به حال خود) واگذاشت. به‌راستی او به (راز) ذاتی سینه‌ها بسی داناست. quran_en_fa And remember when ye met, He showed them to you as few in your eyes, and He made you appear as contemptible in their eyes: that Allah might accomplish a matter already enacted. For to Allah do all questions go back (for decision). و [یاد کنید] هنگامی را که در جنگ بدر باهم برخورد کردید، دشمن را در چشم شما اندک نشان داد، و شما را نیز در چشم آنان اندک نشان داد [اگر چه در گرما گرم جنگ، شما را در نظر آنان بسیار و آنان را در نظر شما اندک نشان داد] تا خدا پیروزی شما و شکست آنان را که [بر اساس اراده‌اش] انجام شدنی بود، تحقق دهد؛ و همه کارها به سوی خدا بازگردانده می‌شود.///و [یاد کنید] هنگامی را که در جنگ بدر باهم برخورد کردید، دشمن را در چشم شما اندک نشان داد، و شما را نیز در چشم آنان اندک نشان داد [اگر چه در گرما گرم جنگ، شما را در نظر آنان بسیار و آنان را در نظر شما اندک نشان داد] تا خدا پیروزی شما و شکست آنان را که [بر اساس اراده‌اش] انجام شدنی بود، تحقق دهد؛ و همه کارها به سوی خدا بازگردانده می‌شود.///و آنگاه که چون به هم رسیدید آنان را در چشم شما اندک نمود و شما را نیز در چشم آنان اندک تا آن کار که مقرر داشته بود واقع گردد. و همه کارها به خدا برمى‌گردد.///و آن‌گاه در هنگامى که با هم رو به رو شدید، آنها را در چشم شما کم نشان داد و شما را [نیز] در چشم آنها کم مى‌نمود، [که جنگ اتفاق افتد] تا خداوند کارى را که باید انجام گیرد تحقق بخشد [و دشمن شکست بخورد] و کارها به خداوند باز مى‌گردد///و آنگاه که چون با هم برخورد کردید، آنان را در دیدگان شما اندک جلوه داد و شما را [نیز] در دیدگان آنان کم نمودار ساخت تا خداوند کارى را که انجام‌شدنى بود تحقق بخشد، و کارها به سوى خدا بازگردانده مى‌شود.///و [به یاد آورید] زمانى که چون با دشمن برخورد کردید، خداوند دشمنان را در نظر شما کم جلوه داد [تا با جرأت حمله کنید] و شما را نیز در دیدگاه آنان اندک نشان داد [تا از کفار مکه، کمک نخواهند]. این کار براى آن بود که خداوند کارى را که مى‌بایست انجام شود، تحقق بخشد و همه‌ى کارها به خدا باز مى‌گردد.///و (یاد آر) زمانی که خدا دشمنان را هنگامی که مقابل شدید در چشم شما کم نمودار کرد (تا از آنها نیندیشید) و شما را نیز در چشم دشمن کم نمود (تا تجهیز کامل نکنند) تا خداوند آن را که در قضای حتمی خود مقدر نموده (یعنی غلبه اسلام) اجرا فرماید، و به سوی اوست بازگشت امور.///و یاد کنید که چون رو در رو شدید آنان را در دیدگان شما اندکشمار نمایاند و شما را نیز در دیدگان ایشان اندک نمایاند، تا خداوند کاری انجام یافتنی را به سرانجام برساند، و همه کارها به او باز می‌گردد///و در آن هنگام (که در میدان نبرد،) با هم روبه‌رو شدید، آنها را به چشم شما کم نشان می‌داد؛ و شما را (نیز) به چشم آنها کم می‌نمود؛ تا خداوند، کاری را که می‌بایست انجام گیرد، صورت بخشد؛ (شما نترسید و اقدام به جنگ کنید، آنها هم وحشت نکنند و حاضر به جنگ شوند، و سرانجام شکست بخورند!) و همه کارها به خداوند باز می‌گردد.///گاهی که می‌نمایاند ایشان را به شما هنگام تلاقی شما با ایشان در دیدگانتان اندک و اندک نمود شما را در دیدگان ایشان تا بگذراند خدا کاری را که بوده است شدنی و بسوی خدا بازگردانیده شوند کارها///و چون با هم برخورد کردید، آن هنگام آنان را در دیدگانتان اندک جلوه می‌دهد و شما را (نیز) در دیدگان آنان کم نمودار می‌کند تا خدا کاری را که انجام‌شدنی بوده تحقق بخشد. و تمامی امور تنها سوی او باز می‌گردد. quran_en_fa O ye who believe! When ye meet a force, be firm, and call Allah in remembrance much (and often); that ye may prosper: ای اهل ایمان! هنگامی که [در میدان نبرد] با گروهی [از مشرکان و کافران] برخورد کردید، ایستادگی نمایید و خدا را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید.///ای اهل ایمان! هنگامی که [در میدان نبرد] با گروهی [از مشرکان و کافران] برخورد کردید، ایستادگی نمایید و خدا را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، اگر به فوجى از دشمن برخوردید پایدارى کنید و خدا را فراوان یاد کنید، باشد که پیروز شوید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! چون با گروهى [از دشمن‌] رویارو شدید پایدارى کنید و خدا را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار شوید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چون با گروهى برخورد مى‌کنید پایدارى ورزید و خدا را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار شوید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! هرگاه با گروهى [از دشمن] روبرو شدید، ثابت‌قدم باشید و خدا را بسیار یاد کنید، تا رستگار شوید.///ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هر گاه با فوجی (از دشمن) مقابل شدید پایداری کنید و خدا را پیوسته یاد آرید، باشد که فیروزمند و فاتح گردید.///ای مؤمنان چون با گروهی [از دشمن‌] رو در رو شدید، ثابت‌قدم باشید و خداوند را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار شوید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که (در میدان نبرد) با گروهی رو به رو می‌شوید، ثابت قدم باشید! و خدا را فراوان یاد کنید، تا رستگار شوید!///ای آنان که ایمان آوردید هرگاه ملاقات کردید گروهی را در جنگ پس پایداری کنید و یاد کنید خدا را فراوان شاید رستگار شوید///هان ای کسانی که ایمان آوردید! چون با گروهی برخورد کردید، پایداری ورزید و خدا را بسیار یاد کنید. شاید (خود و دیگران را) رستگار کنید. quran_en_fa And obey Allah and His Messenger; and fall into no disputes, lest ye lose heart and your power depart; and be patient and persevering: For Allah is with those who patiently persevere: و از خدا و پیامبرش فرمان برید، و با یکدیگر نزاع و اختلاف مکنید، که سست و بد دل می‌شوید، و قدرت و شوکتتان از میان می‌رود؛ و شکیبایی ورزید؛ زیرا خدا با شکیبایان است.///و از خدا و پیامبرش فرمان برید، و با یکدیگر نزاع و اختلاف مکنید، که سست و بد دل می‌شوید، و قدرت و شوکتتان از میان می‌رود؛ و شکیبایی ورزید؛ زیرا خدا با شکیبایان است.///از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با یکدیگر به نزاع برمخیزید که ناتوان شوید و مهابت و قوت شما برود. صبر پیشه گیرید که خدا همراه صابران است.///از خدا و رسولش اطاعت کنید و با هم نزاع نکنید که سست شوید و هیبت شما از بین برود، و صبر پیشه کنید که خدا با صابران است///و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با هم نزاع مکنید که سست شوید و مهابت شما از بین برود، و صبر کنید که خدا با شکیبایان است.///و از خداوند و فرستاده‌اش اطاعت کنید و با یکدیگر نزاع نکنید که سست مى‌شوید و مهابت و قوتتان از بین مى‌رود و صبر کنید. خداوند با صابران است.///و همه پیرو فرمان خدا و رسول باشید و هرگز راه اختلاف و تنازع نپویید که در اثر تفرقه ترسناک و ضعیف شده و قدرت و عظمت شما نابود خواهد شد، بلکه همه باید یکدل، پایدار و صبور باشید، که خدا همیشه با صابران است.///و از خداوند و پیامبر او اطاعت کنید و اختلاف کلمه نداشته باشید که بددل خواهید شد و شان و شوکتتان بر باد می‌رود، و شکیبایی کنید که خداوند با شکیبایان است‌///و (فرمان) خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید! و نزاع (و کشمکش) نکنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوکت) شما از میان نرود! و صبر و استقامت کنید که خداوند با استقامت کنندگان است!///و اطاعت کنید خدا و پیمبرش را و درنستیزید با هم که سست شوید و برود نیروی شما و شکیبا شوید همانا خدا است با صبرکنندگان‌///و خدا و پیامبرش را اطاعت کنید و با هم نزاع مکنید، که سست می‌شوید و آبرو (و چیرگی) ‌تان (از میان‌) می‌رود. و صبر کنید (که‌) خدا بی‌گمان با صابران است. quran_en_fa And be not like those who started from their homes insolently and to be seen of men, and to hinder (men) from the path of Allah: For Allah compasseth round about all that they do. و مانند کسانی مباشید که از خانه هایشان از روی مستی و غرور، و برای خودنمایی بیرون آمدند و مردم را از راه خدا بازمی داشتند [ولی سرانجام دچار شکست ذلت باری شدند]؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهند، احاطه دارد.///و مانند کسانی مباشید که از خانه هایشان از روی مستی و غرور، و برای خودنمایی بیرون آمدند و مردم را از راه خدا بازمی داشتند [ولی سرانجام دچار شکست ذلت باری شدند]؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهند، احاطه دارد.///همانند آن کسان مباشید که سرمست غرور و براى خودنمایى از دیار خویش بیرون آمدند و دیگران را از راه خدا بازداشتند. و خدا به هرکارى که مى‌کنند احاطه دارد.///و مانند کسانى نباشید (کفار قریش) که با سرکشى و خودنمایى به مردم از خانه‌هایشان [به سوى بدر] خارج شدند و [مردم را] از راه خدا باز مى‌داشتند، و خدا به آنچه مى‌کنند احاطه دارد///و مانند کسانى مباشید که از خانه‌هایشان با حالت سرمستى و به صرف نمایش به مردم خارج شدند و [مردم را] از راه خدا باز مى‌داشتند، و خدا به آنچه مى‌کنند احاطه دارد.///و مثل کسانى نباشید که از روى سرمستى و خودنمایى و غرور و ریا در برابر مردم، از خانه‌هاى خود [به سوى جبهه] خارج شدند و مردم را از راه خدا بازمى‌داشتند و حال آن که خداوند، به آنچه انجام مى‌دهند، احاطه دارد.///و شما مؤمنان مانند آن کسان (یعنی کافران) نباشید که برای هوس و غرور و ریا و تظاهر از دیار خویش خارج شدند و از راه خدا منع می‌کنند. و (بترسند که) علم خدا به هر چه کنند محیط است.///و همانند کسانی مباشید که از سرزمینشان با سرمستی و نمایشگری در چشم مردم، بیرون شدند، و [مردمان را] از راه خدا باز می‌داشتند و خداوند به کار و کردار ایشان چیره است‌///و مانند کسانی نباشید که از روی هوی پرستی و غرور و خودنمایی در برابر مردم، از سرزمین خود به (سوی میدان بدر) بیرون آمدند؛ و (مردم را) از راه خدا بازمی‌داشتند؛ (و سرانجام شکست خوردند) و خداوند به آنچه عمل می‌کنند، احاطه (و آگاهی) دارد!///و نباشید مانند آنان که برون رفتند از خانه‌های خود به سستی و خودنمائی به مردم و بازمی‌داشتند از راه خدا و خدا است بدانچه کنند فراگیرنده‌///و مانند کسانی مباشید که از خانه‌هایشان - با حالت سرمستی و برای نمایش به مردم - خارج شدند، در حالی که (مردم را) از راه خدا باز می‌دارند. و خدا به آنچه می‌کنند احاطه دارد. quran_en_fa Remember Satan made their (sinful) acts seem alluring to them, and said: "No one among men can overcome you this day, while I am near to you": But when the two forces came in sight of each other, he turned on his heels, and said: "Lo! I am clear of you; lo! I see what ye see not; Lo! I fear Allah: for Allah is strict in punishment." و [یاد کنید] هنگامی را که شیطان اعمالشان را [که در راه دشمنی با پیامبر و لشکرکشی بر ضد اهل ایمان بود] در نظرشان آراست و گفت: امروز [به سبب جمعیت بسیار و آرایش جنگی شما] هیچ کس از مردمان [با ایمان] پیروز شونده بر شما نیست، و من پناه دهنده به شمایم، ولی زمانی که دو گروه [مؤمن و مشرک] با یکدیگر برخورد کردند، به عقب برگشت و پا به فرار گذاشت، و گفت: من از شما [یاران و پیروانم] بیزارم، من چیزی را [چون نزول فرشتگان] می‌بینم که شما نمی‌بینید، البته من از خدا می‌ترسم و خدا سخت کیفر است.///و [یاد کنید] هنگامی را که شیطان اعمالشان را [که در راه دشمنی با پیامبر و لشکرکشی بر ضد اهل ایمان بود] در نظرشان آراست و گفت: امروز [به سبب جمعیت بسیار و آرایش جنگی شما] هیچ کس از مردمان [با ایمان] پیروز شونده بر شما نیست، و من پناه دهنده به شمایم، ولی زمانی که دو گروه [مؤمن و مشرک] با یکدیگر برخورد کردند، به عقب برگشت و پا به فرار گذاشت، و گفت: من از شما [یاران و پیروانم] بیزارم، من چیزی را [چون نزول فرشتگان] می‌بینم که شما نمی‌بینید، البته من از خدا می‌ترسم و خدا سخت کیفر است.///شیطان کردارشان را در نظرشان بیاراست و گفت: امروز از مردم کسى بر شما پیروز نمى‌شود و من پناه شمایم. ولى چون دو فوج روبه‌رو شدند او باز گشت و گفت: من از شما بیزارم، که چیزهایى مى‌بینم که شما نمى‌بینید، من از خدا مى‌ترسم که او به سختى عقوبت مى‌کند.///و [یاد کن‌] هنگامى را که شیطان اعمال آنها را برایشان بیار است و گفت: امروز کسى از این مردم بر شما پیروز نخواهد شد، و من یار و پناه شمایم. پس همین که دو گروه، رویارو شدند [شیطان‌] به عقب برگشت و گفت: من از شما بیزارم، من [از حضور فرشتگان‌] چیزى را مى‌///و [یاد کن‌] هنگامى را که شیطان اعمال آنان را برایشان بیاراست و گفت: «امروز هیچ کس از مردم بر شما پیروز نخواهد شد، و من پناه شما هستم.» پس هنگامى که دو گروه، یکدیگر را دیدند [شیطان‌] به عقب برگشت و گفت: «من از شما بیزارم، من چیزى را مى‌بینم که شما نمى‌بینید، من از خدا بیمناکم.» و خدا سخت‌کیفر است.///و [به یادآور] زمانى که شیطان، کارهاى مشرکان را در نظرشان زیبا جلوه داد و گفت: «امروز هیچ کس از مردم، بر شما غالب نخواهد شد و من نیز در کنار شما و پناه شمایم.» اما همین­ که دو لشکر با هم درآویختند، شیطان به عقب برگشت و گفت: «من از شما بیزارم. من چیزى را مى‌بینم که شما نمى‌بینید. من از خدا بیم دارم و خداوند سخت‌کیفر است.»///و (یاد آر) آن گاه که شیطان کردار (زشت) آنان را در نظرشان زیبا نمود و گفت: امروز احدی از مردم بر شما غالب نخواهد گشت و من هنگام سختی یار و فریادرس شما خواهم بود (و بدین سخنان کفار قریش را مغرور کرد) تا آن‌گاه که دو سپاه (اسلام و کفر) روبرو شدند شیطان پای به فرار گذاشت و گفت که من از شما بیزارم، من قوایی (از فرشتگان آسمان) می‌بینم که شما نمی‌بینید و من از خدا می‌ترسم، و عقاب خداوند بسیار سخت است.///چنین بود که شیطان کارهای ایشان را در نظرشان آراسته جلوه داد، و گفت امروز کسی از مردم بر شما پیروز نخواهد شد و من امان‌دهنده شما هستم، و چون دو گروه رو در رو شدند، به عقب برگشت و گفت من از شما بری و برکنار هستم، چرا که من چیزی را می‌بینم که شما نمی‌بینید، من از خداوند می‌ترسم و خداوند سخت کیفر است‌///و (به یاد آور) هنگامی را که شیطان، اعمال آنها [= مشرکان‌] را در نظرشان جلوه داد، و گفت: «امروز هیچ کس از مردم بر شما پیروز نمی‌گردد! و من، همسایه (و پناه‌دهنده) شما هستم!» اما هنگامی که دو گروه (کافران، و مؤمنان مورد حمایت فرشتگان) در برابر یکدیگر قرار گرفتند، به عقب برگشت و گفت: «من از شما (دوستان و پیروانم) بیزارم! من چیزی می‌بینم که شما نمی‌بینید؛ من از خدا می‌ترسم، خداوند شدیدالعقاب است!»///و هنگامی که آراست برای ایشان شیطان کردار ایشان را و گفت نیست چیره‌شونده شما را امروز از مردم و منم پشتیبان شما تا گاهی که دیدار کردند دو سپاه همدیگر را برگشت بر پاشنه‌های خود و گفت همانا بیزارم از شما چه می‌بینم آنچه را نمی‌بینید و همانا می‌ترسم خدا را و خدا است سخت‌شکنجه‌///و چون شیطان اعمالشان را برایشان بیاراست و گفت: «امروز هیچ کس از مردمان بر شما پیروز نیست و من همواره همسایه‌ای برای شما هستم. ‌» پس هنگامی که دو گروه، یکدیگر را دیدند (شیطان) کلا پشت کرد و گفت: «من از شما بیزارم، من همواره چیزی را می‌بینم که شما نمی‌بینید. من بسی از خدا بیمناکم. ‌» و خدا سخت‌کیفر است. quran_en_fa Lo! the hypocrites say, and those in whose hearts is a disease: "These people,- their religion has misled them." But if any trust in Allah, behold! Allah is Exalted in might, Wise. و [یاد کنید] هنگامی را که منافقان و آنان که در دل هایشان بیماری [شک و تردید نسبت به حقایق] است، می‌گفتند: مؤمنان را دینشان [با این جمعیت اندک و اسلحه ناچیز برای شرکت در میدان نبرد] فریفت، و [آنان باور نمی‌کردند که] هر کس بر خدا توکل کند [بی تردید پیروز می‌شود]؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///و [یاد کنید] هنگامی را که منافقان و آنان که در دل هایشان بیماری [شک و تردید نسبت به حقایق] است، می‌گفتند: مؤمنان را دینشان [با این جمعیت اندک و اسلحه ناچیز برای شرکت در میدان نبرد] فریفت، و [آنان باور نمی‌کردند که] هر کس بر خدا توکل کند [بی تردید پیروز می‌شود]؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///منافقان و آن کسان که در دل بیماریى دارند گفتند: اینان را دینشان بفریفته است. و هر کس که به خدا توکل کند او را پیروزمند و حکیم خواهد یافت.///آن‌گاه که منافقان و کسانى که در دل‌هایشان بیمارى است مى‌گفتند: این [مسلمان‌] ها را دینشان مغرور کرده است. و هر که بر خدا توکل کند، به یقین خداوند شکست‌ناپذیر حکیم است///آنگاه که منافقان و کسانى که در دلهایشان بیمارى بود مى‌گفتند: «اینان [=مؤمنان‌] را دینشان فریفته است.» و هر کس بر خدا توکل کند [بداند که‌] در حقیقت خدا شکست‌ناپذیر حکیم است.///[به یاد آور] زمانى که منافقان و بیماردلان [درباره مسلمانان] مى‌گفتند: «آنان را دینشان مغرور کرده است. [که بى‌پروا حمله مى‌کنند.» غافل از آن که مسلمین بر خدا توکل نموده‌اند.] و کسى که بر خدا توکل کند، پس قطعا خداوند شکست‌ناپذیر حکیم است.///و (یاد آر) آن‌گاه که منافقان و بیماردلان با هم می‌گفتند که این مسلمین به دین خود مغرور و فریفته‌اند، و حال آنکه هر کس بر خدا توکل کند خدا غالب مقتدر و داناست.///باری منافقان و بیماردلان گفتند اینان را دینشان فریفته است، و حال آنکه هرکس بر خدا توکل کند [بداند که‌] خداوند پیروزمند فرزانه است‌///و هنگامی را که منافقان، و آنها که در دلهایشان بیماری است می‌گفتند: «این گروه (مسلمانان) را دینشان مغرور ساخته است.» (آنها نمی‌دانستند که) هر کس بر خدا توکل کند، (پیروز می‌گردد؛) خداوند قدرتمند و حکیم است!///هنگامی که می‌گفتند دورویان و آنان که در دلهاشان بیماری است فریب داد اینان را دینشان و هر که بر خدا توکل کند همانا خداوند است عزتمند حکیم‌///چون منافقان و کسانی که در دل‌هایشان بیماری بود می‌گویند: «این مؤمنان را دینشان فریفته است. ‌» و هر کس بر خدا توکل کند (بداند که) خدا همواره با عزت و حکمت است. quran_en_fa If thou couldst see, when the angels take the souls of the Unbelievers (at death), (How) they smite their faces and their backs, (saying): "Taste the penalty of the blazing Fire- و اگر آن زمانی را که فرشتگان جان کافران را می‌ستانند، مشاهده کنی [می بینی] که بر چهره و پشتشان ضربات سنگینی می‌کوبند و [به آنان نهیب می‌زنند که] عذاب سوزان را بچشید!!///و اگر آن زمانی را که فرشتگان جان کافران را می‌ستانند، مشاهده کنی [می بینی] که بر چهره و پشتشان ضربات سنگینی می‌کوبند و [به آنان نهیب می‌زنند که] عذاب سوزان را بچشید!!///اگر ببینى آن زمان را که فرشتگان جان کافران مى‌ستانند، و به صورت و پشتشان مى‌زنند و مى‌گویند: عذاب سوزان را بچشید.///کاش مى‌دیدى آن دم که فرشتگان جان کافران را مى‌ستانند، [چگونه‌] بر صورت‌ها و پشت‌هایشان مى‌زنند و [مى‌گویند]: بچشید عذاب سوزان را///و اگر ببینى آنگاه که فرشتگان جان کافران را مى‌ستانند، بر چهره و پشت آنان مى‌زنند و [گویند:] عذاب سوزان را بچشید.///و [اى پیامبر!] اگر ببینى آن هنگام که فرشتگان، جان کافران را مى‌گیرند؛ بر چهره‌ها و پشت‌هاى آنان مى‌زنند [و مى‌گویند:] «بچشید عذاب سوزان را!»///و اگر بنگری سختی حال کافران را هنگامی که فرشتگان جان آنها را می‌گیرند و بر روی و پشت آنها می‌زنند و (می‌گویند) بچشید طعم عذاب سوزنده را!///اگر بدانی آنگاه که فرشتگان جان کافران را بگیرند و بر چهره‌ها و پشتهایشان بکوبند و [گویند] عذاب آتش سوزان را بچشید///و اگر ببینی کافران را هنگامی که فرشتگان (مرگ)، جانشان را می‌گیرند و بر صورت و پشت آنها می‌زنند و (می‌گویند:) بچشید عذاب سوزنده را (، به حال آنان تأسف خواهی خورد)!///و اگر (کاش) می‌دیدی هنگامی را که دریابند گروه کافران را فرشتگان زنند رویهایشان و پشتهایشان را و بچشید عذاب سوزان را///و کاش ببینی چون فرشتگان جان کافران را می‌ستانند، بر چهره‌هاشان و پشت‌هاشان می‌زنند و (می‌گویند:) «عذاب سوزان را بچشید.» quran_en_fa "Because of (the deeds) which your (own) hands sent forth; for Allah is never unjust to His servants: این به سبب گناهانی است که مرتکب شده‌اند و گرنه خدا نسبت به بندگانش [حتی به کمترین چیزی از ستم] ستمکار نیست.///این به سبب گناهانی است که مرتکب شده‌اند و گرنه خدا نسبت به بندگانش [حتی به کمترین چیزی از ستم] ستمکار نیست.///این به کیفر اعمالى بود که پیش از این کرده بودید و خدا به بندگانش ستم روا نمى‌دارد.///این به سزاى اعمالى است که با دستان خویش پیش فرستاده‌اید و خدا هرگز بر بندگان ستمگر نیست///این [کیفر] دستاوردهاى پیشین شماست، و [گر نه‌] خدا بر بندگان [خود] ستمکار نیست.///این [کیفر]، دستاورد کارهاى پیشین شماست و شکى نیست که خداوند بر بندگانش ستمگر نیست.///این عقوبت اعمال زشتی است که به دست خویش فرستادید و خدا به هیچ یک از بندگان هرگز کمترین ستم نخواهد کرد.///این به خاطر کار و کردار پیشین شماست [وگرنه‌] خداوند هرگز در حق بندگان ستمگر نیست‌///این، در مقابل کارهایی است که از پیش فرستاده‌اید؛ و خداوند نسبت به بندگانش، هرگز ستم روا نمی‌دارد!///این بدان است که پیش آورد دستهای شما و آنکه نیست خدا ستم‌کننده بر بندگان‌///«این (کیفر) به سبب دستاوردهای شماست که از پیش فرستادید و اینکه خدا هرگز برای بندگان (خود) بسیار ستمکار نیست.» quran_en_fa "(Deeds) after the manner of the people of Pharaoh and of those before them: They rejected the Signs of Allah, and Allah punished them for their crimes: for Allah is Strong, and Strict in punishment: [عادت اینان] مانند عادت فرعونیان و پیشینیان آنان است که به آیات خدا کافر شدند، پس خدا آنان را به کیفر گناهانشان [به عذابی سخت] گرفت؛ زیرا خدا نیرومند و سخت کیفر است.///[عادت اینان] مانند عادت فرعونیان و پیشینیان آنان است که به آیات خدا کافر شدند، پس خدا آنان را به کیفر گناهانشان [به عذابی سخت] گرفت؛ زیرا خدا نیرومند و سخت کیفر است.///و این به شیوه خاندان فرعون بود و کسانى که پیش از آنها بودند. آنها به آیات خدا کافر شدند. پس خدا آنها را به کیفر گناهانشان مؤاخذه کرد، که خدا نیرومند و سخت‌عقوبت است.///مانند رسم فرعونیان و کسانى [رفتار مى‌کنند] که پیش از ایشان بودند و به آیات خدا کافر شدند پس خدا به خاطر گناهانشان آنها را گرفتار ساخت بى‌گمان خدا نیرومند سخت کیفر است/// [رفتارشان‌] مانند رفتار خاندان فرعون و کسانى است که پیش از آنان بودند: به آیات خدا کفر ورزیدند؛ پس خدا به [سزاى‌] گناهانشان گرفتارشان کرد. آرى، خدا نیرومند سخت‌کیفر است.///[اى پیامبر! روش کافران زمان تو،] مانند روش فرعونیان و کفار پیش از آنان است که به آیات خداوند کفر ورزیدند. خداوند نیز به کیفر گناهانشان، آنان را گرفتار کرد. قطعا خداوند، نیرومند سخت‌کیفر است.///همان‌طور که خوی فرعونیان و کافران پیش از زمان آنها بر این بود که به آیات خدا کافر شدند، خدا هم آنان را به کیفر گناهانشان بگرفت، که همانا خدا توانا و سخت‌کیفر است.///همانند شیوه فرعونیان و پیشینیان ایشان که به آیات الهی کفر ورزیدند، آنگاه خداوند ایشان را به کیفر گناهانشان فرو گرفت، که خداوند نیرومند سخت کیفر است‌///(حال این گروه مشرکان،) همانند حال نزدیکان فرعون، و کسانی است که پیش از آنان بودند؛ آنها آیات خدا را انکار کردند؛ خداوند هم آنان را به گناهانشان کیفر داد؛ خداوند قوی، و کیفرش شدید است‌///مانند شیوه خاندان فرعون و آنان که پیش از ایشان بودند کفر ورزیدند به آیتهای خدا پس گرفتشان خدا به گناهانشان همانا خدا نیرومندی است سخت‌شکنجه‌///(رفتارشان) مانند رفتار خاصان فرعون و کسانی است که پیش از آنان بودند: به آیات خدا کفر ورزیدند، پس خدا به گناهان وخیمشان گرفتارشان کرد. بی‌گمان خدا توانمندی سخت پیگیر است. quran_en_fa "Because Allah will never change the grace which He hath bestowed on a people until they change what is in their (own) souls: and verily Allah is He Who heareth and knoweth (all things)." این [کیفر سخت] به سبب این است که خدا بر آن نیست که نعمتی را که به قومی عطا کرده [به عذاب و نقمت] تغییر دهد تا زمانی که آنان آنچه را در خود [از عقاید حقه، حالات پاک و اخلاق حسنه‌ای که] دارند [به کفر، شرک، عصیان و گناه] تغییر دهند؛ و یقینا خدا شنوا و داناست.///این [کیفر سخت] به سبب این است که خدا بر آن نیست که نعمتی را که به قومی عطا کرده [به عذاب و نقمت] تغییر دهد تا زمانی که آنان آنچه را در خود [از عقاید حقه، حالات پاک و اخلاق حسنه‌ای که] دارند [به کفر، شرک، عصیان و گناه] تغییر دهند؛ و یقینا خدا شنوا و داناست.///زیرا خدا نعمتى را که به قومى ارزانى داشته است، دگرگون نسازد، تا آن قوم خود دگرگون شوند. و خدا شنوا و داناست.///این بدان سبب است که خداوند هیچ‌گاه نعمتى را که بر قومى ارزانى داشته تغییر نمى‌دهد، مگر این که آنچه را در خود دارند تغییر دهند، و خداوند شنواى داناست///این [کیفر] بدان سبب است که خداوند نعمتى را که بر قومى ارزانى داشته تغییر نمى‌دهد، مگر آنکه آنان آنچه را در دل دارند تغییر دهند، و خدا شنواى داناست.///آن [کیفر] بدین سبب است که خداوند، نعمتى را که به قومى عطا کرده، تغییر نمى‌دهد، مگر آن که آنان، آنچه را در خودشان است، تغییر دهند و خداوند، بسیار شنوا و داناست.///این (عذاب) از آن جهت است که خدا بر آن نیست که نعمتی را که به قومی عطا کرد تغییر دهد تا وقتی که آن قوم حال خود را تغییر دهند، و خدا شنوا و داناست.///این از آن است که خداوند دگرگون‌کننده نعمتی نیست که بر قومی ارزانی داشته باشد، مگر آنکه آنچه در دلهایشان دارند بگردانند، و خداوند شنوای داناست‌///این، بخاطر آن است که خداوند، هیچ نعمتی را که به گروهی داده، تغییر نمی‌دهد؛ جز آنکه آنها خودشان را تغییر دهند؛ و خداوند، شنوا و داناست!///این بدان است که نیست خدا تغییردهنده نعمتی که به قومی ارزانی داشته است تا تغییر دهند آنچه را که در خود ایشان است و آنکه خدا است شنونده دانا///این (کیفر) همواره بدین سبب است، که خدا نعمتی را که بر قومی ارزانی داشته تغییر دهنده نبوده تا آنکه آنچه را در خودهاشان است تغییر دهند. و بی‌گمان خدا بسیار شنوای بس داناست. quran_en_fa (Deeds) after the manner of the people of Pharaoh and those before them": They treated as false the Signs of their Lord: so We destroyed them for their crimes, and We drowned the people of Pharaoh: for they were all oppressors and wrong-doers. [عادت اینان] مانند عادت فرعونیان و پیشینیان آنان است که آیات پروردگارشان را تکذیب کردند، در نتیجه ایشان را به کیفر گناهانشان هلاک نمودیم، و فرعونیان را غرق کردیم و همه آنان ستمکار بودند.///[عادت اینان] مانند عادت فرعونیان و پیشینیان آنان است که آیات پروردگارشان را تکذیب کردند، در نتیجه ایشان را به کیفر گناهانشان هلاک نمودیم، و فرعونیان را غرق کردیم و همه آنان ستمکار بودند.///و این به شیوه خاندان فرعون بود و کسانى که پیش از آنها بودند. آنها آیات پروردگارشان را تکذیب کردند و ما به کیفر گناهانشان هلاکشان کردیم و خاندان فرعون را غرقه ساختیم، زیرا همه ستمکار بودند.///مانند رسم فرعونیان و کسانى [رفتار مى‌کنند] که پیش از ایشان بودند، که آیات پروردگار خویش را منکر شدند و ما هم به کیفر گناهانشان آنها را هلاک نمودیم و فرعونیان را غرق ساختیم و همه آنان ستمکار بودند/// [رفتارى‌] چون رفتار فرعونیان و کسانى که پیش از آنان بودند، که آیات پروردگارشان را تکذیب کردند؛ پس ما آنان را به [سزاى‌] گناهانشان هلاک، و فرعونیان را غرق کردیم و همه آنان ستمکار بودند.///[اى پیامبر! روحیه‌ى مردم زمان تو،] همچون خوى و روش فرعونیان و کسانى است که پیش از آنان بودند. آیات پروردگارشان را تکذیب کردند. ما نیز به سزاى گناهانشان، هلاکشان ساختیم و فرعونیان را غرق کردیم و همگى ستمگر بودند.///همانطور که خوی فرعونیان و کافران پیش از آنان بر این بود که آیات خدای خود را تکذیب کردند ما هم آنها را به کیفر گناهانشان هلاک نمودیم و فرعونیان را غرق کردیم و همه آنان که هلاک نمودیم ظالم و ستمکار بودند.///همانند شیوه فرعونیان و پیشینیان ایشان که آیات پروردگارشان را دروغ انگاشتند، آنگاه ایشان را به خاطر گناهانشان نابود کردیم و فرعونیان را غرقه ساختیم و همگی ستمکار بودند///این، (درست) شبیه (حال) فرعونیان و کسانی است که پیش از آنها بودند؛ آیات پروردگارشان را تکذیب کردند؛ ما هم بخاطر گناهانشان، آنها را هلاک کردیم، و فرعونیان را غرق نمودیم؛ و همه آنها ظالم (و ستمگر) بودند!///مانند شیوه خاندان فرعون و آنان که پیش از ایشان بودند تکذیب کردند آیتهای پروردگار خود را پس نابودشان کردیم به گناهانشان و غرق ساختیم خاندان فرعون را و هرکدام بودند ستمگران‌///(این شیوه) چون شیوه فرعونیان و پیشینیانشان است (که) با آیات پروردگارشان (همان‌ها و پروردگارشان را) تکذیب کردند. پس ما آنان را به گناهانشان هلاک نمودیم و فرعونیان را غرق کردیم؛ حال آنکه همه‌ی آنان ستمکار بوده‌اند. quran_en_fa For the worst of beasts in the sight of Allah are those who reject Him: They will not believe. یقینا بدترین جنبندگان نزد خدا کسانی هستند که کافرند و [به سبب لجبازی و عنادشان] ایمان نمی‌آورند.///یقینا بدترین جنبندگان نزد خدا کسانی هستند که کافرند و [به سبب لجبازی و عنادشان] ایمان نمی‌آورند.///هرآینه بدترین جنبندگان در نزد خدا آنهایند که کافر شده‌اند و ایمان نمى‌آورند:///بى‌تردید، بدترین جنبندگان نزد خدا کسانى هستند که کافر شدند پس آنها ایمان نمى‌آورند///بى‌تردید، بدترین جنبندگان پیش خدا کسانى‌اند که کفر ورزیدند و ایمان نمى‌آورند.///قطعا بدترین جنبندگان نزد خداوند، آنانند که کافر شدند، پس آنان ایمان نمى‌آورند.///بدترین جانوران نزد خدا آنان هستند که کافر شدند و ابدا ایمان نخواهند آورد.///بدترین جنبندگان از نظر الهی کسانی هستند که کفرورزیده‌اند و ایمان نمی‌آورند///به یقین، بدترین جنبندگان نزد خدا، کسانی هستند که کافر شدند و ایمان نمی‌آورند.///همانا بدترین دامها نزد خدا آنانند که کفر ورزیدند پس ایمان نمی‌آورند///بی‌گمان، بدترین جنبندگان نزد خدا کسانی هستند که کفر ورزیدند، پس اینان ایمان نمی‌آورند. quran_en_fa They are those with whom thou didst make a covenant, but they break their covenant every time, and they have not the fear (of Allah). همان کسانی که با برخی از آنان [بارها] پیمان بستی، ولی هر بار پیمانشان را می‌شکنند و از خدا پروا نمی‌کنند.///همان کسانی که با برخی از آنان [بارها] پیمان بستی، ولی هر بار پیمانشان را می‌شکنند و از خدا پروا نمی‌کنند.///کسانى که تو از آنان پیمان گرفتى، سپس پیاپى پیمان خویش را مى‌شکنند و هیچ پروا نمى‌کنند.///همان کسانى که از ایشان پیمان گرفتى، ولى هر بار پیمان خود را مى‌شکنند و هیچ پروا نمى‌کنند///همانان که از ایشان پیمان گرفتى ولى هر بار پیمان خود را مى‌شکنند و [از خدا] پروا نمى‌دارند.///کسانی که از ایشان پیمان گرفته‌اى، سپس پیمان خود را هر بار مى‌شکنند و اهل تقوا و پروا نیستند.///کسانی از آنان که با آنان عهد بستی (مانند یهود بنی قریظه) آن‌گاه عهد خود را در هر مرتبه می‌شکنند و راه تقوا نپیمایند.///همانان که با ایشان پیمان بسته‌ای، سپس هربار پیمانشان را می‌شکنند و پروایی ندارند///همان کسانی که با آنها پیمان بستی؛ سپس هر بار عهد و پیمان خود را می‌شکنند؛ و (از پیمان شکنی و خیانت،) پرهیز ندارند.///آنان که پیمان بستی با ایشان و سپس می‌شکنند عهد خویش را در هربار و ایشان نمی‌پرهیزند///کسانی‌که از ایشان پیمان گرفتی، سپس در هر بار پیمان خود را می‌شکنند، حال آنکه ایشان پروا نمی‌دارند. quran_en_fa If ye gain the mastery over them in war, disperse, with them, those who follow them, that they may remember. پس اگر در میدان جنگ، بر آنان دست یافتی [با وارد کردن مجازات و عقوبت سنگین بر ایشان] دیگر کسانی را که دنبال آنانند [و قصد جنگ با تو را دارند] تار و مار کن تا متذکر [قدرت شما] شوند [و از خیال جنگ با تو بازایستند.]///پس اگر در میدان جنگ، بر آنان دست یافتی [با وارد کردن مجازات و عقوبت سنگین بر ایشان] دیگر کسانی را که دنبال آنانند [و قصد جنگ با تو را دارند] تار و مار کن تا متذکر [قدرت شما] شوند [و از خیال جنگ با تو بازایستند.]///پس اگر آنها را در جنگ بیابى پراکنده‌شان ساز تا پیروانشان نیز پراکنده شوند، باشد که عبرت گیرند.///پس اگر در جنگ بر آنان دست یافتى با [تاختن بر] آنان کسانى را که پشت سر آنهایند متفرق ساز، باشد که عبرت گیرند///پس اگر در جنگ بر آنان دست یافتى با [عقوبت‌] آنان، کسانى را که در پى ایشانند تارومار کن، باشد که عبرت گیرند.///پس [اى پیامبر!] هرگاه در جنگ به آنان دست یافتى، [با برخوردهاى قاطع،] افراد پشت جبهه‌ى آنان را به وحشت افکن و متفرق ساز! باشد که پند گیرند [و دست از توطئه بردارند].///پس چون بر آنان دست یابی چندان به تهدید و مجازات آنان پرداز که پیروانشان را پراکنده سازی، باشد که متذکر شوند.///و اگر در جنگ بر ایشان دست یافتی چنان تارومارشان کن که عبرت آیندگانشان شود باشد که پند گیرند///اگر آنها را در (میدان) جنگ بیابی، آنچنان به آنها حمله کن که جمعیتهایی که پشت سر آنها هستند، پراکنده شوند؛ شاید متذکر گردند (و عبرت گیرند)!///پس هرگاه دست بر ایشان یافتی در جنگ پراکنده سازیدیشان آنان را که پشت سر ایشانند (چنان بتاز بر ایشان که تارومار شود هر که پشت ایشان است) شاید یادآور شوند///پس اگر همواره - با کوشش و کاوش- در جنگ بر آنان دست می‌یابی، پس به وسیله‌ی آنان، کسانی که در پی آنانند تار و مار کن؛ شاید آنان متذکر شوند. quran_en_fa If thou fearest treachery from any group, throw back (their covenant) to them, (so as to be) on equal terms: for Allah loveth not the treacherous. و اگر از خیانت و پیمان شکنی گروهی [که با آنان هم پیمانی] بیم داری، پس به آنان خبر ده که [پیمان] به صورتی مساوی [و طرفینی] گسسته است؛ زیرا خدا خائنان را دوست ندارد.///و اگر از خیانت و پیمان شکنی گروهی [که با آنان هم پیمانی] بیم داری، پس به آنان خبر ده که [پیمان] به صورتی مساوی [و طرفینی] گسسته است؛ زیرا خدا خائنان را دوست ندارد.///اگر مى‌دانى که گروهى در پیمان خیانت مى‌ورزند، به آنان اعلام کن که همانند خودشان عمل خواهى کرد. زیرا خدا خائنان را دوست ندارد.///و هرگاه از قومى بیم خیانت [در پیمان‌] داشتى، تو هم مثل خودشان پیمانشان را لغو کن، چرا که خداوند خائنان را دوست نمى‌دارد///و اگر از گروهى بیم خیانت دارى [پیمانشان را] به سویشان بینداز [تا طرفین‌] به طور یکسان [بدانند که پیمان گسسته است‌]، زیرا خدا خائنان را دوست نمى‌دارد.///و اگر خوف آن داشتى که گروهى [در پیمان] خیانت کنند، تو نیز عهدشان را به سوى آنان بینداز [و به آنان اعلام کن که همانند خودشان عمل خواهى کرد]. خداوند خائنان را دوست ندارد.///و چنانچه از خیانتکاری گروهی (از معاهدین خود) سخت می‌ترسی در این صورت تو نیز با حفظ عدل و درستی، عهد آنها را نقض کن، که خدا خیانتکاران را دوست نمی‌دارد.///و اگر از خیانت قومی اندیشناک شدی، تو نیز همسان عهدشان را به سویشان بینداز، که خداوند خائنان را دوست ندارد///و هرگاه (با ظهور نشانه‌هایی،) از خیانت گروهی بیم داشته باشی (که عهد خود را شکسته، حمله غافلگیرانه کنند)، بطور عادلانه به آنها اعلام کن که پیمانشان لغو شده است؛ زیرا خداوند، خائنان را دوست نمی‌دارد!///و اگر بیم داشتی از قومی خیانتی را پس بیفکن بسوی ایشان برابر همانا خدا دوست ندارد خیانتکاران را///و اگر به‌راستی از گروهی بیم خیانت داری (پیمانشان را) به گونه‌ای برابر (چنانچه آنان هم پیمان شکستند) سویشان بیفکن. بی‌گمان خدا خائنان را دوست نمی‌دارد. quran_en_fa Let not the unbelievers think that they can get the better (of the godly): they will never frustrate (them). و آنان که کافرند گمان نکنند که با پیمان شکنی خود [بر قدرت حق] پیشی جسته‌اند، اینان نمی‌توانند [ما را] عاجزکنند [تا از دسترس قدرت ما بیرون روند.]///و آنان که کافرند گمان نکنند که با پیمان شکنی خود [بر قدرت حق] پیشی جسته‌اند، اینان نمی‌توانند [ما را] عاجزکنند [تا از دسترس قدرت ما بیرون روند.]///آنان که کافر شده‌اند نپندارند که جسته‌اند، زیرا خدا را ناتوان نمى‌سازند.///و کافران گمان نکنند که جلو افتاده‌اند آنان هیچ وقت نمى‌توانند [خدا را] عاجز کنند///و زنهار کسانى که کافر شده‌اند گمان نکنند که پیشى جسته‌اند، زیرا آنان نمى‌توانند [ما را] درمانده کنند.///و آنان که کفر ورزیده‌اند، گمان نکنند که پیش افتاده‌اند، زیرا آنها نمى‌توانند [ما را] ناتوان کنند.///کافران هرگز نپندارند که پیش افتادند، (نه) هرگز (خدا و رسول خدا را) زبون نتوانند کرد.///و کافران هرگز مپندارند که جان به در برده‌اند، آنان گزیر و گریزی ندارند///آنها که راه کفر پیش گرفتند، گمان نکنند (با این اعمال،) پیش برده‌اند (و از قلمرو کیفر ما، بیرون رفته‌اند)! آنها هرگز ما را ناتوان نخواهند کرد!///و نپندارند آنان که کفر ورزیدند که سبقت جستند همانا به عجز نمی‌آورند ایشان‌///و کسانی که کافر شدند هرگز گمان نکنند (که بر ما) پیشی جسته‌اند. آنان بی‌گمان نمی‌توانند (ما را) درمانده کنند. quran_en_fa Against them make ready your strength to the utmost of your power, including steeds of war, to strike terror into (the hearts of) the enemies, of Allah and your enemies, and others besides, whom ye may not know, but whom Allah doth know. Whatever ye shall spend in the cause of Allah, shall be repaid unto you, and ye shall not be treated unjustly. و در برابر آنان آنچه در قدرت و توان دارید از نیرو [و نفرات و ساز و برگ جنگی] و اسبان ورزیده [برای جنگ] آماده کنید تا به وسیله آنها دشمن خدا و دشمن خودتان ودشمنانی غیر ایشان را که نمی‌شناسید، ولی خدا آنان را می‌شناسد بترسانید. و هر چه در راه خدا هزینه کنید، پاداشش به طور کامل به شما داده می‌شود، و مورد ستم قرار نخواهید گرفت.///و در برابر آنان آنچه در قدرت و توان دارید از نیرو [و نفرات و ساز و برگ جنگی] و اسبان ورزیده [برای جنگ] آماده کنید تا به وسیله آنها دشمن خدا و دشمن خودتان ودشمنانی غیر ایشان را که نمی‌شناسید، ولی خدا آنان را می‌شناسد بترسانید. و هر چه در راه خدا هزینه کنید، پاداشش به طور کامل به شما داده می‌شود، و مورد ستم قرار نخواهید گرفت.///و در برابر آنها تا مى‌توانید نیرو و اسبان سوارى آماده کنید تا دشمنان خدا و دشمنان خود -و جز آنها که شما نمى‌شناسید و خدا مى‌شناسد- را بترسانید. و آنچه را که در راه خدا هزینه مى‌کنید به‌تمامى به شما بازگردانده شود و به شما ستم نشود.///و تا مى‌توانید در برابر آنها نیرو و اسب‌هاى آماده و زین کرده، بسیج کنید تا با آن، دشمن خدا و دشمن خودتان و دیگر دشمنان را که آنها را نمى‌شناسید و خدا مى‌شناسد، بترسانید و هر چه در راه خدا انفاق کنید به تمامى به شما بازگردانده مى‌شود و بر شما ستم نمى‌///و هر چه در توان دارید از نیرو و اسبهاى آماده بسیج کنید، تا با این [تدارکات‌]، دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان‌] دیگرى را جز ایشان -که شما نمى‌شناسیدشان و خدا آنان را مى‌شناسد- بترسانید. و هر چیزى در راه خدا خرج کنید پاداشش به خود شما بازگردانیده مى‌شود و بر شما ستم نخواهد رفت.///و براى [آمادگى مقابله با] دشمنان، هر چه مى‌توانید از نیرو و از اسبان سوارى فراهم کنید، تا دشمن خدا و دشمن خودتان و نیز [دشمنانى] غیر از اینان، که شما آنان را نمى‌شناسید، ولى خداوند آنها را مى‌شناسد، به وسیله‌ی آن بترسانید و در راه خدا هرچه انفاق کنید، پاداش کامل آن به شما مى‌رسد و به شما ستم نخواهد شد.///و شما (ای مؤمنان) در مقام مبارزه با آن کافران خود را مهیا کنید و تا آن حد که بتوانید از آذوقه و تسلیحات و آلات جنگی و اسبان سواری زین کرده برای تهدید و تخویف دشمنان خدا و دشمنان خودتان فراهم سازید و نیز برای قوم دیگری که شما بر (دشمنی) آنان مطلع نیستید (مراد منافقانند که ظاهرا مسلم و باطنا کافر محض‌اند) و خدا بر آنها آگاه است. و آنچه در راه خدا صرف می‌کنید خدا تمام و کامل به شما عوض خواهد داد و هرگز به شما ستم نخواهد شد.///و در برابر آنان هر نیرویی که می‌توانید، از جمله نگاهداری اسبان، فراهم آورید، تا به آن وسیله دشمن خدا و دشمن خود را بترسانید، همچنین دیگرانی را هم غیر از آنان، که شما ایشان را نمی‌شناسید، و خداوند می‌شناسدشان، و آنچه در راه خدا انفاق کنید، پاداشش به شما بر می‌گردد، و بر شما ستم نمی‌رود///هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها [= دشمنان‌]، آماده سازید! و (همچنین) اسبهای ورزیده (برای میدان نبرد)، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید! و (همچنین) گروه دیگری غیر از اینها را، که شما نمی‌شناسید و خدا آنها را می‌شناسد! و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعی اسلام) انفاق کنید، بطور کامل به شما بازگردانده می‌شود، و به شما ستم نخواهد شد!///و آماده کنید برای ایشان هرچه توانید از نیرو و از اسبان بسته که بترسانید بدان دشمن خدا و دشمن خویش را و دیگران را از غیر ایشان که ندانیدشان خدا داندشان و آنچه دهید در راه خدا پرداخت شود به شما سراسر و ستم نمی‌شوید///و هر چه در توان و امکان دارید، از نیروها و اسب‌های جنگی آماده و بسیج کنید تا با این (تدارکات) دشمن خدا و دشمن خودتان و دیگرانی را بجز ایشان - که شما نمی‌شناسیدشان و خدا آنان را می‌شناسد - بترسانید. و هر چه در راه خدا انفاق کنید پاداشش به خود شما به شایستگی باز گردانیده می‌شود، حال آنکه بر شما ستم نرود. quran_en_fa But if the enemy incline towards peace, do thou (also) incline towards peace, and trust in Allah: for He is One that heareth and knoweth (all things). و اگر دشمنان به صلح گرایند، تو هم به صلح گرای، و بر خدا توکل کن، که یقینا او شنوا و داناست.///و اگر دشمنان به صلح گرایند، تو هم به صلح گرای، و بر خدا توکل کن، که یقینا او شنوا و داناست.///و اگر به صلح گرایند، تو نیز به صلح گراى. و بر خدا توکل کن که اوست شنوا و دانا.///و اگر به صلح راضى شدند تو نیز بدان راضى باش و بر خدا تکیه کن که او شنواى داناست///و اگر به صلح گراییدند، تو [نیز] بدان گراى و بر خدا توکل نما که او شنواى داناست.///و اگر [دشمنان] به صلح تمایل داشتند، [تو نیز] تمایل نشان بده و بر خداوند توکل کن. همانا او شنوا و داناست.///و اگر دشمنان به صلح و مسالمت تمایل داشتند تو نیز مایل به صلح باش و کار خود به خدا واگذار که خدا شنوا و داناست.///و اگر جانب آشتی را گرفتند تو نیز جانب آن را بگیر و بر خداوند توکل کن، که او شنوای داناست‌///و اگر تمایل به صلح نشان دهند، تو نیز از در صلح درآی؛ و بر خدا توکل کن، که او شنوا و داناست!///و اگر گرائیدند به صلح پس بدان گرای و توکل کن بر خدای که او است شنونده دانا///و اگر برای صلح (و تسلیم، به سوی تو) بال گشودند [: پیش آمدند]، تو نیز برای آن بال بگشا [: بپذیر] و بر خدا توکل نمای. همواره او، (هم) او بسیار شنوای بس داناست. quran_en_fa Should they intend to deceive thee,- verily Allah sufficeth thee: He it is That hath strengthened thee with His aid and with (the company of) the Believers; و اگر بخواهند [در زمینه صلح و آشتی] تو را بفریبند، یقینا خدا تو را بس است؛ اوست کسی که تو را با یاری خود و به وسیله مؤمنان نیرومند ساخت.///و اگر بخواهند [در زمینه صلح و آشتی] تو را بفریبند، یقینا خدا تو را بس است؛ اوست کسی که تو را با یاری خود و به وسیله مؤمنان نیرومند ساخت.///و اگر خواستند که تو را بفریبند، خدا براى تو کافى است. اوست که تو را به یارى خویش و یارى مؤمنان تأیید کرده است.///و اگر بخواهند تو را بفریبند خداوند تو را بس است. او کسى است که تو را به نصرت خویش و به مؤمنان نیرو بخشید///و اگر بخواهند تو را بفریبند، [یارى‌] خدا براى تو بس است. همو بود که تو را با یارى خود و مؤمنان نیرومند گردانید.///و اگر بخواهند با تو نیرنگ کنند، قطعا خداوند تو را بس است. اوست که با امدادهاى خویش و حمایت مؤمنان، تو را یارى کرده است.///و اگر دشمنان به فکر فریب دادن تو باشند البته خدا تو را کفایت خواهد کرد، اوست که به نصرت خود و یاری مؤمنان تو را مؤید و منصور گردانید.///و اگر خواستند به تو نیرنگ بزنند، بدان که خداوند تو را کافی است، و او کسی است که تو را به نصرت خویش و به مؤمنان یاری کرد///و اگر بخواهند تو را فریب دهند، خدا برای تو کافی است؛ او همان کسی است که تو را، با یاری خود و مؤمنان، تقویت کرد …///و اگر خواهند با تو نیرنگ کنند همانا بس است تو را خدا او است آنکه کمک کرد تو را به یاری خویش و به مؤمنان‌///و اگر بخواهند تو را بفریبند، به‌راستی خدا تو را بس است. اوست که تو را با یاری خود و با (یاری) مؤمنان تأیید کرد. quran_en_fa And (moreover) He hath put affection between their hearts: not if thou hadst spent all that is in the earth, couldst thou have produced that affection, but Allah hath done it: for He is Exalted in might, Wise. و میان دل هایشان الفت و پیوند برقرار کرد که اگر همه آنچه را در روی زمین است، هزینه می‌کردی نمی‌توانستی میان دل هایشان الفت اندازی، ولی خدا میان آنان ایجاد الفت کرد؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///و میان دل هایشان الفت و پیوند برقرار کرد که اگر همه آنچه را در روی زمین است، هزینه می‌کردی نمی‌توانستی میان دل هایشان الفت اندازی، ولی خدا میان آنان ایجاد الفت کرد؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///دلهایشان را به یکدیگر مهربان ساخت. اگر تو همه آنچه را که در روى زمین است انفاق مى‌کردى، دلهاى ایشان را به یکدیگر مهربان نمى‌ساختى. ولى خدا دلهایشان را به یکدیگر مهربان ساخت که او پیروزمند و حکیم است.///و دل‌هایشان را الفت داد، که اگر تو دارایى زمین را یکجا هزینه مى‌کردى نمى‌توانستى دل‌هایشان را الفت دهى، و این خدا بود که میان آنان الفت انداخت، [و] او شکست‌ناپذیر حکیم است///و میان دلهایشان الفت انداخت، که اگر آنچه در روى زمین است همه را خرج مى‌کردى نمى‌توانستى میان دلهایشان الفت برقرار کنى، ولى خدا بود که میان آنان الفت انداخت، چرا که او تواناى حکیم است.///و [خداوند] میان دل‌هاى مؤمنان الفت داد. اگر تو همه‌ى آنچه را در زمین است، خرج مى‌کردى، نمى‌توانستى میان قلوبشان محبت و الفت پدید آورى؛ ولى خداوند میان آنان پیوند داد، چرا که او شکست‌ناپذیر و حکیم است.///و الفت داد دلهای مؤمنان را، دلهایی که اگر تو با تمام ثروت روی زمین می‌خواستی میان آنها الفت دهی نتوانستی، لیکن خدا تألیف قلوب آنها کرد که او مقتدر و داناست.///و بین دلهای ایشان الفت داد که اگر هر آنچه در روی زمین است خرج می‌کردی، بین دلهای ایشان الفت نمی‌افکندی، ولی خداوند میان آنان الفت برقرار کرد، که او پیروزمند فرزانه است‌///و دلهای آنها را با هم، الفت داد! اگر تمام آنچه را روی زمین است صرف می‌کردی که میان دلهای آنان الفت دهی، نمی‌توانستی! ولی خداوند در میان آنها الفت ایجاد کرد! او توانا و حکیم است!///و الفت افکند میان دلهای آنان که اگر می‌دادی هرچه در زمین است نمی‌توانستی الفت افکنی میان دلهای آنان و لیکن خدا الفت افکند میان ایشان همانا او است عزتمند حکیم‌///و میان دل‌هایشان الفت انداخت. اگر آنچه در زمین است همه را انفاق می‌کردی، بین دل‌هایشان الفت برقرار نمی‌کردی، ولی خدا میان آنان الفت انداخت. به‌راستی او توانایی حکیم است. quran_en_fa O Prophet! sufficient unto thee is Allah,- (unto thee) and unto those who follow thee among the Believers. ای پیامبر! خدا و مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند [از نظر حمایت و پشتیبانی] برای تو بس است.///ای پیامبر! خدا و مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند [از نظر حمایت و پشتیبانی] برای تو بس است.///اى پیامبر، خدا و مؤمنانى که از تو پیروى مى‌کنند تو را بسند.///اى پیامبر! خداوند و مؤمنانى که پیرویت کردند تو را بس است///اى پیامبر، خدا و کسانى از مؤمنان که پیرو تواند تو را بس است.///اى پیامبر! براى تو [حمایت] خداوند و پیروان با ایمانت کافى است [و نیازى به حمایت دیگران ندارى].///ای رسول، خدا تو را کفایت است و مؤمنانی که پیروان تواند.///ای پیامبر، خدا و مؤمنانی که پیرو تو هستند تو را کافی است‌///ای پیامبر! خداوند و مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند، برای حمایت تو کافی است (؛ فقط بر آنها تکیه کن)!///ای پیمبر بس است تو را خدا و آنان که پیرویت کردند از مؤمنان‌///هان ای پیامبر برجسته! خدا تو را بس است و (نیز) کسانی از مؤمنان که پیرو تو هستند. quran_en_fa O Prophet! rouse the Believers to the fight. If there are twenty amongst you, patient and persevering, they will vanquish two hundred: if a hundred, they will vanquish a thousand of the Unbelievers: for these are a people without understanding. ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ برانگیز که اگر از شما بیست نفر صابر باشند بر دویست نفر چیره می‌شوند، و اگر از شما صد نفر [صابر] باشند بر هزار نفر از کافران چیره می‌شوند؛ زیرا آنان گروهی هستند [که حقایق توحید و قدرت خدا را] نمی‌فهمند.///ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ برانگیز که اگر از شما بیست نفر صابر باشند بر دویست نفر چیره می‌شوند، و اگر از شما صد نفر [صابر] باشند بر هزار نفر از کافران چیره می‌شوند؛ زیرا آنان گروهی هستند [که حقایق توحید و قدرت خدا را] نمی‌فهمند.///اى پیامبر، مؤمنان را به جنگ برانگیز. اگر از شما بیست تن باشند و در جنگ پایدارى کنند، بر دویست تن غلبه خواهند یافت. و اگر صد تن باشند، بر هزار تن از کافران پیروز مى‌شوند. زیرا آنان مردمى عارى از فهمند.///اى پیامبر! مؤمنان را به جهاد برانگیز. اگر از شما بیست نفر صابر باشند بر دویست نفر غالب مى‌شوند، و اگر از شما صد نفر باشند بر هزار نفر از کافران پیروز مى‌گردند، زیرا آنها قومى هستند که نمى‌فهمند///اى پیامبر، مؤمنان را به جهاد برانگیز. اگر از [میان‌] شما بیست تن، شکیبا باشند بر دویست تن چیره مى‌شوند، و اگر از شما یکصد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز مى‌گردند، چرا که آنان قومى‌اند که نمى‌فهمند.///اى پیامبر! مؤمنان را بر پیکار [با کفار] تشویق کن. اگر بیست نفر از شما پایدار باشند، بر دویست نفر پیروز مى‌شوند و اگر از شما صد نفر [مقاوم] باشند، بر هزار نفر از کافران غلبه مى‌یابند، زیرا آنان گروهى هستند که [آثار ایمان را] نمى‌فهمند.///ای رسول، مؤمنان را بر جنگ ترغیب کن که اگر بیست نفر از شما صبور و پایدار باشند بر دویست نفر غالب خواهند شد و اگر صد نفر بوده بر هزار نفر از کافران غلبه خواهند کرد، زیرا آنها گروهی بی‌دانشند.///ای پیامبر مؤمنان را به جهاد برانگیز، [و بدان که‌] اگر از شما بیست تن شکیبا باشند، بر دویست تن غلبه خواهند کرد و اگر از شما صدتن باشند بر هزار تن از کافران غلبه می‌کنند، چرا که اینان قومی هستند که چیزی در نمی‌یابند///ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ (با دشمن) تشویق کن! هرگاه بیست نفر با استقامت از شما باشند، بر دویست نفر غلبه می‌کنند؛ و اگر صد نفر باشند، بر هزار نفر از کسانی که کافر شدند، پیروز می‌گردند؛ چرا که آنها گروهی هستند که نمی‌فهمند!///ای پیمبر برانگیز مؤمنان را بر جنگ اگر باشد از شما بیست تن بردبار چیره شوند دویست تن را و اگر باشد از شما صد تن چیره شوند یکهزار را از آنان که کفر ورزیدند این بدان است که ایشانند گروهی که درنمی‌یابند///هان ای پیامبر برجسته! مؤمنان را بر کشتار (کافران) برانگیز. اگر از شما بیست تن، شکیبا باشند بر دویست تن (از آنان‌) باید چیره شوند و اگر از شما یکصد تن باشند بر هزار تن از کسانی که کافر شدند باید پیروز شوند، زیرا آنان قومی هستند که (در دریافت حقایق) بررسی نمی‌کنند. quran_en_fa For the present, Allah hath lightened your (task), for He knoweth that there is a weak spot in you: But (even so), if there are a hundred of you, patient and persevering, they will vanquish two hundred, and if a thousand, they will vanquish two thousand, with the leave of Allah: for Allah is with those who patiently persevere. اکنون خدا به شما تخفیف داد و معلوم داشت که در شما ضعفی هست؛ بنابراین اگر از شما صد نفر صابر باشند بر دویست نفر چیره می‌شوند، و اگر هزار نفر [صابر] باشند، به فرمان خدا بر دو هزار نفر چیره می‌شوند؛ و خدا با صابران است.///اکنون خدا به شما تخفیف داد و معلوم داشت که در شما ضعفی هست؛ بنابراین اگر از شما صد نفر صابر باشند بر دویست نفر چیره می‌شوند، و اگر هزار نفر [صابر] باشند، به فرمان خدا بر دو هزار نفر چیره می‌شوند؛ و خدا با صابران است.///اکنون خدا بار از دوشتان برداشت و از ناتوانیتان آگاه شد. اگر از شما صد تن باشند و در جنگ پاى فشرند، بر دویست تن پیروز مى‌شوند. و اگر از شما هزار تن باشند، به یارى خدا بر دو هزار تن پیروز مى‌شوند. و خدا با آنهاست که پایدارى مى‌کنند.///اکنون خدا به شما تخفیف داد و معلوم داشت که در شما ضعفى هست، پس اگر از شما صد نفر با استقامت باشند بر دویست نفر پیروز مى‌گردند، و اگر از شما هزار نفر باشند به خواست خدا بر دو هزار غلبه مى‌کنند، و خداوند با صابران است///اکنون خدا بر شما تخفیف داده و معلوم داشت که در شما ضعفى هست. پس اگر از [میان‌] شما یکصد تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز گردند، و اگر از شما هزار تن باشند، به توفیق الهى بر دو هزار تن غلبه کنند، و خدا با شکیبایان است.///اکنون خداوند، [در امر جهاد] بر شما تخفیف داد و معلوم داشت که در شما ضعف راه یافته است. پس اگر صد نفر از شما پایدار باشند، بر دویست نفر پیروز مى‌شوند و اگر از شما هزار نفر باشند، بر دو هزار نفر با خواست خداوند پیروز مى‌شوند و خداوند با صابران است.///اکنون (پس از جنگ بدر) خدا بر شما تخفیف داد و معلوم کرد که در شما ضعف (ایمان) راه یافته، پس اگر صد نفر از شما صبور و پایدار باشند بر دویست نفر و اگر هزار، بر دو هزار آنان به اذن خدا غالب خواهند شد، و خدا با صابران است.///اینک خداوند بر شما آسان گرفت و معلوم داشت که در شما ضعفی هست، در این صورت اگر از شما صدتن شکیبا باشند بر دویست تن غلبه می‌کنند و اگر از شما هزار تن باشند، به توفیق الهی بر دو هزار تن غلبه می‌کنند، و خداوند با شکیبایان است‌///هم اکنون خداوند به شما تخفیف داد، و دانست که در شما ضعفی است؛ بنابراین، هرگاه یکصد نفر با استقامت از شما باشند، بر دویست نفر پیروز می‌شوند؛ و اگر یکهزار نفر باشند، بر دو هزار نفر به فرمان خدا غلبه خواهند کرد! و خدا با صابران است!///اکنون کاست خدا (سبک کرد) از شما و دانست که در شما است ناتوانی‌ای پس اگر باشد از شما صد تن بردبار چیره شوند دویست تن را و اگر باشد از شما هزار تن چیره آیند بر دو هزار به اذن خدا و خدا است با صبرکنندگان‌///اکنون خدا از (این بازدهی) به شما تخفیف داد و حال آنکه می‌دانست همواره در شما ضعفی هست. پس اگر از (میان) شما یکصد تن شکیبا باشند بر دویست تن (از آنان) باید پیروز گردند، و اگر از شما هزار تن باشند، به اذن الهی بر دو هزار تن باید غلبه کنند و خدا با شکیبایان است. quran_en_fa It is not fitting for a prophet that he should have prisoners of war until he hath thoroughly subdued the land. Ye look for the temporal goods of this world; but Allah looketh to the Hereafter: And Allah is Exalted in might, Wise. هیچ پیامبری را نسزد و نشاید که [پیش از جنگ و پیروزی بر دشمن] اسیران جنگی بگیرد، تا زمانی که [دشمن را به طور کامل] در زمین از قدرت و توان بیندازد [و موقعیت دین و مؤمنان در جهان پابرجا و استوار گردد آن گاه اسیر بگیرد؛ شما ای یاران پیامبر!] متاع ناچیز و ناپایدار دنیا را می‌خواهید، و خدا [برای شما] آخرت را می‌خواهد؛ و خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///هیچ پیامبری را نسزد و نشاید که [پیش از جنگ و پیروزی بر دشمن] اسیران جنگی بگیرد، تا زمانی که [دشمن را به طور کامل] در زمین از قدرت و توان بیندازد [و موقعیت دین و مؤمنان در جهان پابرجا و استوار گردد آن گاه اسیر بگیرد؛ شما ای یاران پیامبر!] متاع ناچیز و ناپایدار دنیا را می‌خواهید، و خدا [برای شما] آخرت را می‌خواهد؛ و خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///براى هیچ پیامبرى نسزد که اسیران داشته باشد تا که در روى زمین کشتار بسیار کند. شما متاع اینجهانى را مى‌خواهید و خدا آخرت را مى‌خواهد. و او پیروزمند و حکیم است.///هیچ پیامبرى مجاز نیست اسیر داشته باشد [و نیروى خود را مشغول اسیران کند] تا آن وقت که سیطره‌ى خود را در منطقه تثبیت کند. شما دنیاى عرضى را مى‌خواهید و خدا [براى شما] آخرت را مى‌خواهد، و خداوند شکست‌ناپذیر حکیم است///هیچ پیامبرى را سزاوار نیست که [براى اخذ سربها از دشمنان‌] اسیرانى بگیرد، تا در زمین به طور کامل از آنان کشتار کند. شما متاع دنیا را مى‌خواهید و خدا آخرت را مى‌خواهد، و خدا شکست‌ناپذیر حکیم است.///هیچ پیامبرى حق‌ اسیر گرفتن ندارد، مگر بعد از آن که در آن سرزمین، غلبه کامل یابد. شما به فکر متاع زودگذر دنیا هستید، ولى خداوند [براى شما] آخرت را مى‌خواهد و خداوند، شکست­ناپذیر و حکیم است.///هیچ پیغمبری را روا نباشد که اسیران جنگی بگیرد (تا از آنان فدا گرفته و آنان را رها کند) مگر تا زمانی که خون (ناپاکان را) در زمین بسیار بریزد. شما (ای اصحاب رسول) متاع دنیا را می‌خواهید و خدا آخرت را می‌خواهد، و خدا مقتدر و کارش همه از روی حکمت است.///هیچ پیامبری را نسزد که اسیران [دشمن‌] را نگاه دارد، مگر زمانی که در این سرزمین استیلاء و استقرار یابد، شما متاع دنیوی می‌خواهید و خداوند آخرت را [برای شما] می‌خواهد، و خداوند پیروزمند فرزانه است‌///هیچ پیامبری حق ندارد اسیرانی (از دشمن) بگیرد تا کاملا بر آنها پیروز گردد (؛ و جای پای خود را در زمین محکم کند)! شما متاع ناپایدار دنیا را می‌خواهید؛ (و مایلید اسیران بیشتری بگیرید، و در برابر گرفتن فدیه آزاد کنید؛ ولی خداوند، سرای دیگر را (برای شما) می‌خواهد؛ و خداوند قادر و حکیم است!///نبوده است پیمبری را که باشدش بردگانی تا کشتار کند در زمین خواهید بهره دنیا را و خدا آخرت را خواهد و خدا است عزتمند حکیم‌///برای هیچ پیامبر برجسته‌ای (چنین) نبوده است که برایش اسیرانی باشند تا در زمین (و زمینه‌ی) جبهه‌ی جنگ پیروزی کامل بیاید. شما متاع زودگذر دنیا را می‌خواهید و خدا آخرت را (برایتان) می‌خواهد. و خدا عزیز حکیم است. quran_en_fa Had it not been for a previous ordainment from Allah, a severe penalty would have reached you for the (ransom) that ye took. اگر فرمان و حکم لازمی که از سوی خدا گذشته است، نبود [که پیش از اتمام حجت کسی را عذاب نکند] مسلما شما را به سبب اسیرانی که [بدون اجازه پیامبر و پیش از شروع جنگ] گرفتید، عذابی بزرگ می‌رسید.///اگر فرمان و حکم لازمی که از سوی خدا گذشته است، نبود [که پیش از اتمام حجت کسی را عذاب نکند] مسلما شما را به سبب اسیرانی که [بدون اجازه پیامبر و پیش از شروع جنگ] گرفتید، عذابی بزرگ می‌رسید.///اگر پیش از این از جانب خدا حکمى نشده بود، به سبب آنچه گرفته بودید عذابى بزرگ به شما مى‌رسید.///اگر پیش‌تر حکم [مهلت‌] صادر نشده بود، مسلما در آنچه [از اسیران‌] گرفته‌اید، بر شما عذابى بزرگ مى‌رسید///اگر در آنچه گرفته‌اید، از جانب خدا نوشته‌اى نبود، قطعا به شما عذابى بزرگ مى‌رسید.///اگر حکم ازلى خداوند نبود [که بدون ابلاغ، هیچ امتى را کیفر ندهد]، به خاطر آنچه [از اسیران که نابجا] گرفتید، عذابى بزرگ به شما مى‌رسید.///اگر نبود حکم سابق از خدا (که بر پیغمبر اسلام فدا و غنایم را روا دانست) همانا در آنچه (از آن اسیران) گرفتید به شما عذاب سخت رسیده بود.///اگر حکم پیشین الهی نبود، به خاطر آنچه گرفته بودید، عذابی سهمگین به شما می‌رسید///اگر فرمان سابق خدا نبود (که بدون ابلاغ، هیچ امتی را کیفر ندهد)، بخاطر چیزی [= اسیرانی‌] که گرفتید، مجازات بزرگی به شما می‌رسید.///اگر نبود سرنوشتی که از خدا پیشی گرفته است همان می‌رسید شما را در آنچه گرفتید عذابی بزرگ‌///اگر در آنچه (از غنیمت) گرفتید، از جانب خدا نبشته‌ای نبود، همانا به شما عذابی بزرگ می‌رسید. quran_en_fa But (now) enjoy what ye took in war, lawful and good: but fear Allah: for Allah is Oft-forgiving, Most Merciful. آنچه از غنیمت [در میدان جنگ] گرفته‌اید، حلال و پاکیزه بخورید و از خدا پروا کنید؛ یقینا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///آنچه از غنیمت [در میدان جنگ] گرفته‌اید، حلال و پاکیزه بخورید و از خدا پروا کنید؛ یقینا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///از آنچه به غنیمت گرفته‌اید که حلال است و پاکیزه، بخورید. و از خدا بترسید. هرآینه خدا آمرزنده و مهربان است.///اینک، از آنچه به غنیمت برده‌اید، حلال و پاکیزه بخورید و از خدا پروا دارید که خداوند آمرزنده‌ى مهربان است///پس، از آنچه به غنیمت برده‌اید، حلال و پاکیزه بخورید و از خدا پروا دارید که خدا آمرزنده مهربان است.///پس، از آنچه غنیمت گرفتید، که حلال و پاکیزه است، مصرف نمایید و از خداوند پروا کنید، خداوند، آمرزنده و مهربان است.///پس اکنون از هر چه غنیمت گرفتید بخورید حلال و گوارای شما باد، و خداترس و پرهیزکار باشید، که خدا آمرزنده و مهربان است.///پس از آنچه به دست آورده‌اید، پاک و پاکیزه بخورید، و از خداوند پروا کنید، بی‌گمان خداوند آمرزگار مهربان است‌///از آنچه به غنیمت گرفته‌اید، حلال و پاکیزه بخورید؛ و از خدا بپرهیزید؛ خداوند آمرزنده و مهربان است!///پس بخورید از آنچه به غنیمت گرفتید (در جنگ) حلال پاکیزه و بترسید خدا را که خدا است آمرزنده مهربان‌///پس از آنچه به غنیمت برده‌اید، حلال پاکیزه‌ای را بخورید و از خدا پروا بدارید. خدا بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa O Prophet! say to those who are captives in your hands: "If Allah findeth any good in your hearts, He will give you something better than what has been taken from you, and He will forgive you: for Allah is Oft-forgiving, Most Merciful." ای پیامبر! به اسیرانی که در اختیار شمایند، بگو: اگر خدا خیری در دل‌های شما بداند، بهتر از مالی که [در برابر آزادی شما] از شما گرفته‌اند به شما می‌دهد، و گناهانتان را می‌آمرزد و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///ای پیامبر! به اسیرانی که در اختیار شمایند، بگو: اگر خدا خیری در دل‌های شما بداند، بهتر از مالی که [در برابر آزادی شما] از شما گرفته‌اند به شما می‌دهد، و گناهانتان را می‌آمرزد و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///اى پیامبر، به اسیرانى که در دست شما هستند بگو: اگر خدا در دلهایتان نشان ایمان ببیند، بهتر از آنچه از شما گرفته شده ارزانیتان خواهد داشت و مى‌آمرزدتان، و خدا آمرزنده و مهربان است.///اى پیامبر! به اسیرانى که در دست شما هستند بگو: اگر خدا در دل‌هایتان خیر و نیکى سراغ داشته باشد، بهتر از آنچه از شما گرفته شده عطایتان مى‌کند و بر شما مى‌بخشد و خداوند آمرزگار مهربان است///اى پیامبر، به کسانى که در دست شما اسیرند بگو: «اگر خدا در دلهاى شما خیرى سراغ داشته باشد، بهتر از آنچه از شما گرفته شده به شما عطا مى‌کند و بر شما مى‌بخشاید و خدا آمرزنده مهربان است.»///اى پیامبر! به اسیرانى که در دست شمایند، بگو: «اگر خداوند در دل‌هاى شما خیرى بداند، بهتر از آنچه از شما گرفته شده است، به شما خواهد داد [و مسلمان خواهید شد] و گناهانتان را مى‌بخشاید و خداوند بخشاینده و مهربان است.»///ای رسول، به اسیرانی که در دست شما مسلمین‌اند بگو که اگر خدا در دل شما خیر و هدایتی مشاهده کند (و ایمان آرید) در مقابل آنچه از شما گرفته شده بهتر از آن را عطا می‌کند و از گناهان شما می‌گذرد که خدا آمرزنده و مهربان است.///ای پیامبر به اسیرانی که در دست شما هستند بگو اگر خداوند خیری در دلهای شما سراغ کند، به شما چیزی می‌بخشد که از آنچه از شما گرفته‌اند، بهتر است، و شما را می‌آمرزد، و خداوند آمرزگار مهربان است‌///ای پیامبر! به اسیرانی که در دست شما هستند بگو: «اگر خداوند، خیری در دلهای شما بداند، (و نیات پاکی داشته باشید،) بهتر از آنچه از شما گرفته شده به شما می‌دهد؛ و شما را می‌بخشد؛ و خداوند آمرزنده و مهربان است!»///ای پیمبر بگو بدانان که در دست شمایند از بردگان اگر بداند خدا در دلهای شما خیری بدهد شما را بهتر از آنچه گرفته شده است از شما و بیامرزد شما را و خدا است آمرزنده مهربان‌///هان ای پیامبر برجسته! به کسانی که در دست‌های شما اسیرند بگو: «اگر خدا در دل‌های شما خیری بداند، بهتر از آنچه از شما گرفته شده به شما می‌دهد و برایتان پوشش می‌نهد. و خدا بس پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است.» quran_en_fa But if they have treacherous designs against thee, (O Messenger!), they have already been in treason against Allah, and so hath He given (thee) power over them. And Allah so He Who hath (full) knowledge and wisdom. و اگر اسیران آزاد شده بخواهند [پس از آزاد شدنشان] به تو خیانت ورزند، [کار جدید و تازه‌ای نیست] آنان پیش از این هم به خدا خیانت ورزیدند، پس او تو را بر آنان مسلط ساخت؛ و خدا دانا و حکیم است.///و اگر اسیران آزاد شده بخواهند [پس از آزاد شدنشان] به تو خیانت ورزند، [کار جدید و تازه‌ای نیست] آنان پیش از این هم به خدا خیانت ورزیدند، پس او تو را بر آنان مسلط ساخت؛ و خدا دانا و حکیم است.///اگر قصد خیانت به تو را داشته باشند، پیش از این به خدا خیانت ورزیده‌اند و خدا تو را بر آنها نصرت داده است که دانا و حکیم است.///و اگر بخواهند به تو خیانت کنند، البته پیش از این نیز به خدا خیانت کرده‌اند پس [خدا تو را] بر آنها تمکن و غلبه داد، و خداوند داناى حکیم است///و اگر بخواهند به تو خیانت کنند، پیش از این [نیز] به خدا خیانت کردند؛ [و خدا تو را] بر آنان مسلط ساخت، و خدا داناى حکیم است.///و اگر [اسیران] بخواهند به تو خیانت کنند، از پیش هم، به خدا خیانت کرده‌اند. پس خداوند [تو را] بر آنان غلبه و تسلط داد و خداوند، دانا و حکیم است.///و اگر قصد خیانت با تو دارند پیش از این با خدا هم خیانت کردند و خدا (تو را) بر آنها تمکین و تسلط داد و خدا دانا و درستکار است.///و اگر آهنگ خیانت به تو کردند، بدان که پیشترها هم نسبت به خداوند خیانت روا داشته‌اند، آنگاه شما را بر آنان پیروز کرد، و خداوند دانای فرزانه است‌///اما اگر بخواهند با تو خیانت کنند، (تازگی ندارد) آنها پیش از این (نیز) به خدا خیانت کردند؛ و خداوند (شما را) بر آنها پیروز کرد؛ خداوند دانا و حکیم است!///و اگر خواهند خیانت ورزیدن با تو همانا خیانت ورزیدند خدا را پیش از این پس دستیابی داد بر ایشان و خدا است دانشمند حکیم‌///و اگر برایت خیانت بخواهند (بدان که) همواره پیش از این (هم) به خدا خیانت کردند. پس خدا تو را بر آنان مسلط ساخت. و خدا بس دانایی حکیم است. quran_en_fa Those who believed, and adopted exile, and fought for the Faith, with their property and their persons, in the cause of Allah, as well as those who gave (them) asylum and aid,- these are (all) friends and protectors, one of another. As to those who believed but came not into exile, ye owe no duty of protection to them until they come into exile; but if they seek your aid in religion, it is your duty to help them, except against a people with whom ye have a treaty of mutual alliance. And (remember) Allah seeth all that ye do. مسلما کسانی که ایمان آوردند، و هجرت کردند، و با اموال و جان هایشان در راه خدا جهاد نمودند، و کسانی که مهاجران را پناه و جا دادند و یاری کردند، اینانند که یار و دوست یکدیگرند. و کسانی که ایمان آوردند و هجرت نکردند شما را از دوستی آنان هیچ سودی نیست تازمانی که هجرت کنند؛ و اگر در امور دین از شما یاری طلبند، بر شماست که آنان را یاری دهید مگر آنکه یاری دادن شما به زیان گروهی باشد که میان شما و آنان پیمان [ترک جنگ] برقرار است؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///مسلما کسانی که ایمان آوردند، و هجرت کردند، و با اموال و جان هایشان در راه خدا جهاد نمودند، و کسانی که مهاجران را پناه و جا دادند و یاری کردند، اینانند که یار و دوست یکدیگرند. و کسانی که ایمان آوردند و هجرت نکردند شما را از دوستی آنان هیچ سودی نیست تازمانی که هجرت کنند؛ و اگر در امور دین از شما یاری طلبند، بر شماست که آنان را یاری دهید مگر آنکه یاری دادن شما به زیان گروهی باشد که میان شما و آنان پیمان [ترک جنگ] برقرار است؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///آنان که ایمان آورده‌اند و مهاجرت کرده‌اند و با مال و جان خویش در راه خدا جهاد کرده‌اند و آنان که به مهاجران جاى داده و یاریشان کرده‌اند، خویشاوندان یکدیگرند. و آنان که ایمان آورده‌اند و مهاجرت نکرده‌اند خویشاوندان شما نیستند تا آنگاه که مهاجرت کنند. ولى اگر شما را به یارى طلبیدند باید به یاریشان برخیزید مگر آنکه بر ضد آن گروهى باشد که میان شما و ایشان پیمانى بسته شده باشد. و خدا به کارهایى که مى‌کنید بیناست.///بى‌تردید، کسانى که ایمان آوردند و هجرت نمودند و در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند و آنان که [مهاجران را] پناه دادند و یارى نمودند، آنان دوستان و حامى یکدیگرند، و کسانى که ایمان آوردند ولى هجرت نکردند، براى شما در باره آنها هیچ دوستى و تعهدى نیس///کسانى که ایمان آورده و هجرت کرده‌اند و در راه خدا با مال و جان خود جهاد نموده‌اند و کسانى که [مهاجران را] پناه داده‌اند و یارى کرده‌اند، آنان یاران یکدیگرند؛ و کسانى که ایمان آورده‌اند ولى مهاجرت نکرده‌اند هیچ گونه خویشاوندى [دینى‌] با شما ندارند مگر آنکه [در راه خدا] هجرت کنند؛ و اگر در [کار] دین از شما یارى جویند، یارى آنان بر شما [واجب‌] است، مگر بر علیه گروهى باشد که میان شما و میان آنان پیمانى [منعقد شده‌] است، و خدا به آنچه انجام مى‌دهید بیناست.///کسانى که ایمان آوردند و هجرت نمودند و با اموال و جان‌هایشان در راه خدا جهاد کردند و آنان که [مجاهدان و مهاجران را] پناه دادند و یارى کردند، آنان دوستدار و حامى و هم‌پیمان یکدیگرند. اما کسانى که ایمان آوردند، ولى هجرت نکردند، حق هیچ‌گونه دوستى و حمایت از آنان را ندارید، تا آن که هجرت کنند و اگر [مؤمنان تحت فشار، براى حفظ دینشان] از شما یارى طلب کردند، بر شماست که یاریشان کنید، مگر در برابر قومى که میان شما و آنان پیمان [ترک مخاصمه] است و خداوند به آنچه انجام مى‌دهید، بیناست.///آنان که به خدا ایمان آوردند و از وطن خود هجرت نمودند و در راه خدا با مال و جانشان کوشش و فداکاری کردند (یعنی مهاجرین مکه) و هم آنان که (به مهاجرین) منزل دادند و یاری کردند (یعنی انصار مدینه) آنها دوستدار و مددکار یکدیگرند و آنهایی که ایمان آورده‌اند لیکن مهاجرت نکرده‌اند هرگز شما دوستدار و طرفدار آنها نباشید تا وقتی که هجرت گزینند، ولی اگر از شما در کار دین و پیشرفت اسلام مدد خواستند بر شماست که آنها را یاری کنید مگر آنکه با قومی که با شما عهد و پیمان (مسالمت) بسته‌اند به خصومت برخیزند. و خدا به هر چه می‌کنید بیناست.///کسانی که ایمان آورده‌اند و هجرت کرده‌اند، و در راه خدا به مال و جان جهاد کرده‌اند، همچنین کسانی که ایشان را جا و پناه و یاری داده‌اند، اینان دوستان همدیگرند، و کسانی که ایمان آورده‌اند، ولی هجرت نکرده‌اند، شما از دوستی [و توارث‌] آنان برخوردار نمی‌شوید، مگر آنکه هجرت کنند، و اگر در کار دین از شما یاری خواستند بر شماست که یاری کنید مگر در برابر قومی که بین شما و ایشان پیمانی باشد، و خداوند به کار و کردار شما بیناست‌///کسانی که ایمان آوردند و هجرت نمودند و با اموال و جانهای خود در راه خدا جهاد کردند، و آنها که پناه دادند و یاری نمودند، آنها یاران یکدیگرند؛ و آنها که ایمان آوردند و مهاجرت نکردند، هیچ گونه ولایت [= دوستی و تعهدی‌] در برابر آنها ندارید تا هجرت کنند! و (تنها) اگر در (حفظ) دین (خود) از شما یاری طلبند، بر شماست که آنها را یاری کنید، جز بر ضد گروهی که میان شما و آنها، پیمان (ترک مخاصمه) است؛ و خداوند به آنچه عمل می‌کنید، بیناست!///همانا آنان که ایمان آوردند و مهاجرت کردند (از وطن آواره شدند) و جهاد کردند (کوشیدند) با مالها و جانهای خود در راه خدا و آنان که پناه دادند و یاری کردند همانا گروهی از ایشانند دوستان گروهی و آنان که ایمان آوردند و مهاجرت ننمودند (از خانمان خود آواره نشدند) نیست شما را از دوستی ایشان چیزی تا ترک خانمان کنند و اگر یاری خواستند از شما در دین پس بر شما است یاری‌کردن مگر بر قومی که میان شما و ایشان است پیمانی و خدا بدانچه می‌کنید بینا است‌///بی‌گمان کسانی که ایمان آوردند و (در راه ایمان، از جایگاه بی‌ایمانی) هجرت کردند و با اموال و جان‌هاشان در راه خدا جهاد کردند، و کسانی که (آنان را) پناه دادند و کمک (شان) نمودند، ایشان بعضیشان اولیای بعضی (دیگر) ند و کسانی‌که ایمان آوردند و هجرت نکردند، برایتان از ولایتشان چیزی نیست تا هجرت کنند و اگر (هم) از شما (علیه دشمنانتان) یاری طلبیدند، یاریشان بر (عهده‌ی) شماست؛ مگر بر گروهی که میان شما و ایشان پیمانی است. و خدا به آنچه می‌کنید بسی بیناست. quran_en_fa The Unbelievers are protectors, one of another: Unless ye do this, (protect each other), there would be tumult and oppression on earth, and great mischief. و آنان که کافرند، دوستان و یاران یکدیگرند [و] اگر شما فرمان پیوند [با اهل ایمان و قطع رابطه با کافران] را به اجرا نگذارید فتنه و فسادی بزرگ در زمین پیدا خواهد شد.///و آنان که کافرند، دوستان و یاران یکدیگرند [و] اگر شما فرمان پیوند [با اهل ایمان و قطع رابطه با کافران] را به اجرا نگذارید فتنه و فسادی بزرگ در زمین پیدا خواهد شد.///کافران نیز خویشاوندان یکدیگرند. اگر مراعات آن نکنید فتنه و فسادى بزرگ در این سرزمین پدید خواهد آمد.///و کافران نیز دوست و حامى یکدیگرند. اگر [این همیارى‌] را انجام ندهید، فتنه و فساد بزرگى در زمین روى خواهد داد///و کسانى که کفر ورزیدند یاران یکدیگرند. اگر این [دستور] را به کار نبندید، در زمین فتنه و فسادى بزرگ پدید خواهد آمد.///و کسانى که کفر ورزیدند، یاران یکدیگرند. اگر شما [هم میان خود، همبستگى] نداشته باشید، فتنه و فساد بزرگى در زمین واقع خواهد شد.///آنان که کافر شدند نیز دوستدار و مددکار یکدیگرند و شما مسلمین اگر آن را (که خدا دستور داده از اتفاق و اخوت و غیره) کار نبندید همانا فتنه و فسادی بزرگ روی زمین رخ خواهد داد.///و کافران دوستان همدیگرند، اگر [به این سفارش‌] عمل نکنید، در این سرزمین فتنه و فساد بزرگی برپا می‌گردد///کسانی که کافر شدند، اولیاء (و یاوران و مدافعان) یکدیگرند؛ اگر (این دستور را) انجام ندهید، فتنه و فساد عظیمی در زمین روی می‌دهد.///و آنان که کفر ورزیدند بعضی از ایشانند دوستان بعضی اگر نکنید این را می‌شود فتنه‌ای در زمین و فسادی بزرگ‌///و کسانی که کافر شدند اولیای یکدیگرند. اگر (به مسلمانانی که از شما یاری می‌طلبند) کمک نکنید، در زمین فتنه و فسادی بزرگ خواهد بود. quran_en_fa Those who believe, and adopt exile, and fight for the Faith, in the cause of Allah as well as those who give (them) asylum and aid,- these are (all) in very truth the Believers: for them is the forgiveness of sins and a provision most generous. و کسانی که ایمان آوردند و هجرت کردند و در راه خدا جهاد نمودند و آنان که مهاجران را پناه دادند و یاری کردند، مؤمنان حقیقی فقط آنانند، برای آنان آمرزش و رزق نیکو و فراوانی است.///و کسانی که ایمان آوردند و هجرت کردند و در راه خدا جهاد نمودند و آنان که مهاجران را پناه دادند و یاری کردند، مؤمنان حقیقی فقط آنانند، برای آنان آمرزش و رزق نیکو و فراوانی است.///آنان که ایمان آورده‌اند و مهاجرت کرده‌اند و در راه خدا جهاد کرده‌اند و آنان که جایشان داده‌اند و یاریشان کرده‌اند، به حقیقت مؤمنانند، آمرزش و روزى نیکو از آن آنهاست.///و آنان که ایمان آوردند و هجرت کردند و در راه خدا جهاد نمودند، و آنها که پناه دادند و یارى کردند، آنانند که به راستى مؤمنند و برایشان مغفرت و روزى کریمانه خواهد بود///و کسانى که ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا به جهاد پرداخته، و کسانى که [مهاجران را] پناه داده و یارى کرده‌اند، آنان همان مؤمنان واقعى‌اند، براى آنان بخشایش و روزى شایسته‌اى خواهد بود.///و کسانى که ایمان آوردند و هجرت کردند و در راه خدا جهاد نمودند و کسانى که پناه دادند و یارى کردند، همانان مؤمنان واقعى‌اند. براى آنان آمرزش و روزى شایسته و کریمانه‌اى است.///و آنان که ایمان آوردند و هجرت گزیدند و در راه خدا کوشش و جانفشانی کردند و هم آنان که (مهاجران را با فداکاری) منزل دادند و یاری کردند آنها به حقیقت اهل ایمانند و هم آمرزش خدا و روزی نیکوی بهشتی مخصوص آنهاست.///و کسانی که ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خداوند جهاد کرده‌اند و کسانی که ایشان را جا و پناه و یاری داده‌اند، اینانند که به راستی مؤمن‌اند، برای ایشان آمرزش [الهی‌] و روزی پاک مقرر است‌///و آنها که ایمان آوردند و هجرت نمودند و در راه خدا جهاد کردند، و آنها که پناه دادند و یاری نمودند، آنان مؤمنان حقیقی‌اند؛ برای آنها، آمرزش (و رحمت خدا) و روزی شایسته‌ای است.///و آنان که ایمان آوردند و هجرت کردند و جهاد نمودند در راه خدا و آنان که پناه دادند و یاری کردند آنانند مؤمنان به درست ایشان را است آمرزش و روزیی گرامی‌///و کسانی که ایمان آوردند و مهاجرت کردند و در راه خدا جهاد نمودند و کسانی (هم) که (آنان را) پناه دادند و کمک کردند، اینان، به‌راستی (هم) ایشان مؤمنانند. برایشان پوشش و روزی‌ای با کرامت و وسعت است. quran_en_fa And those who accept Faith subsequently, and adopt exile, and fight for the Faith in your company,- they are of you. But kindred by blood have prior rights against each other in the Book of Allah. Verily Allah is well-acquainted with all things. و آنان که بعد [از مؤمنان و نخستین مهاجران] ایمان آوردند و هجرت کردند و همراه شما با دشمنان جنگیدند، از شمایند؛ و خویشاوندان [بنابر آنچه نسبت به برنامه ارث] در کتاب خدا مقرر شده از دیگران سزاوارترند؛ یقینا خدا به همه چیز داناست.///و آنان که بعد [از مؤمنان و نخستین مهاجران] ایمان آوردند و هجرت کردند و همراه شما با دشمنان جنگیدند، از شمایند؛ و خویشاوندان [بنابر آنچه نسبت به برنامه ارث] در کتاب خدا مقرر شده از دیگران سزاوارترند؛ یقینا خدا به همه چیز داناست.///و کسانى که بعدا ایمان آورده‌اند و مهاجرت کرده‌اند و همراه شما جهاد کرده‌اند، از شما هستند. به حکم کتاب خدا، خویشاوندان به یکدیگر سزاوارترند. و خدا بر هر چیزى داناست.///و کسانى که بعدا ایمان آوردند و همراه شما هجرت نمودند و جهاد کردند، آنان از شمایند، و خویشاوندان در کتاب خدا، بعضى‌شان بر دیگرى اولویت دارند. [و] خدا به هر چیزى داناست///و کسانى که بعدا ایمان آورده و هجرت نموده و همراه شما جهاد کرده‌اند، اینان از زمره شمایند، و خویشاوندان نسبت به یکدیگر [از دیگران‌] در کتاب خدا سزاوارترند. آرى، خدا به هر چیزى داناست.///و کسانى که بعدا ایمان آوردند و همراه شما هجرت و جهاد کردند، آنان از شمایند و در قانون الهى، خویشاوندان نسبت به یکدیگر اولویت دارند. خداوند به هر چیزى بسیار داناست.///و آنان که بعد از شما ایمان آوردند و (یا بعد از صلح حدیبیه) هجرت گزیدند و به اتفاق شما جهاد کردند آنها نیز از شما مؤمنان هستند، و ارث مراتب خویشاوندان در کتاب خدا بعضی بر بعض دیگر مقدم شده [یعنی قانون ارث بردن برادران دینی از یکدیگر، نسخ شده است. (م)]، که خدا به هر چیز داناست.///و کسانی که پس از آن ایمان آورده‌اند و همراه شما هجرت و جهاد کرده‌اند، اینان از شما هستند، و در حکم الهی خویشاوندان به یکدیگر [برای ارث بردن‌] سزاوارترند، که خداوند بر هر چیزی داناست‌///و کسانی که بعدا ایمان آوردند و هجرت کردند و با شما جهاد نمودند، از شما هستند؛ و خویشاوندان نسبت به یکدیگر، در احکامی که خدا مقرر داشته، (از دیگران) سزاوارترند؛ خداوند به همه چیز داناست.///و آنان که ایمان آوردند از این پس و هجرت نمودند و جهاد کردند همراه شما پس ایشانند از شما و خویشاوندان بعضی از ایشانند سزاوارتر به بعضی در کتاب خدا همانا خداوند است به همه چیز دانا///و کسانی که پس از آن ایمان آوردند و به معیت شما جهاد کردند، ایشان از شمایند و ارحام‌، بعضی به بعضی دیگر در کتاب خدا برترند. به‌راستی خدا به هر چیزی بسی داناست. quran_en_fa A (declaration) of immunity from Allah and His Messenger, to those of the Pagans with whom ye have contracted mutual alliances:- این [اعلام] بیزاری و لغو پیمان از سوی خدا و پیامبرش به کسانی از مشرکان است که با آنان پیمان بسته‌اید.///این [اعلام] بیزاری و لغو پیمان از سوی خدا و پیامبرش به کسانی از مشرکان است که با آنان پیمان بسته‌اید.///خدا و پیامبرش بیزارند از مشرکانى که با آنها پیمان بسته‌اید.///این [اعلان‌] بیزارى است از طرف خدا و رسولش به آن مشرکانى که با ایشان پیمان بسته‌اید/// [این آیات‌] اعلام بیزارى [و عدم تعهد] است از طرف خدا و پیامبرش نسبت به آن مشرکانى که با ایشان پیمان بسته‌اید.///[این آیات، اعلام] بیزارى و برائتى است از سوى خدا و پیامبرش، نسبت به مشرکانى که با آنان پیمان بسته‌اید.///این اعلام بیزاری خدا و رسول اوست به مشرکانی که شما مسلمین با آنان عهد بسته‌اید (و آنان عهد شکستند).///این برائت خداوند و پیامبر اوست از مشرکانی که با آنان پیمان بسته‌اید///(این، اعلام) بیزاری از سوی خدا و پیامبر او، به کسانی از مشرکان است که با آنها عهد بسته‌اید!///بیزاری از خدا و پیمبرش بسوی آنان که پیمان بستید از مشرکان‌///بیزاری‌ای است (از سوی) خدا و پیامبرش فرا سوی آن مشرکانی که با ایشان پیمان بسته‌اید. quran_en_fa Go ye, then, for four months, backwards and forwards, (as ye will), throughout the land, but know ye that ye cannot frustrate Allah (by your falsehood) but that Allah will cover with shame those who reject Him. بنابراین، چهار ماه حرام را [در کمال آزادی و امنیت] در زمین گردش کنید و بدانید که شما عاجز کننده خدا نیستید [تا بتوانید از دسترس قدرت او بیرون روید] و خدا خوار کننده کافران است.///بنابراین، چهار ماه حرام را [در کمال آزادی و امنیت] در زمین گردش کنید و بدانید که شما عاجز کننده خدا نیستید [تا بتوانید از دسترس قدرت او بیرون روید] و خدا خوار کننده کافران است.///پس چهار ماه به شما مهلت داده شد که در این سرزمین سیر کنید، و بدانید که از خدا نتوانید گریخت، و اوست که کافران را رسوا مى‌سازد.///پس چهار ماه [دیگر با امنیت‌] در [این سر] زمین بگردید و بدانید که شما هیچ‌گاه نمى‌توانید خدا را عاجز کنید و خدا رسواگر کافران است///پس [اى مشرکان،] چهار ماه [دیگر با امنیت کامل‌] در زمین بگردید و بدانید که شما نمى‌توانید خدا را به ستوه آورید، و این خداست که رسواکننده کافران است.///پس [اى مشرکان!] به مدت چهار ماه مهلت دارید که در زمین [آزادانه] بگردید و بدانید که شما نمى‌توانید خدا را مغلوب کنید [و از عذاب او بگریزید] و خداوند، خوارکننده کافران است.///پس به شما مشرکان تا چهار ماه دیگر مهلت داده می‌شود که در زمین (مکه) گردش و آسایش کنید، و بدانید که شما بر قدرت خدا غالب نخواهید شد و همانا خدا کافران را خوار و ذلیل خواهد کرد.///[ای مشرکان تا] چهارماه [آزادانه‌] در این سرزمین بگردید و بدانید که از خداوند گزیر و گریزی ندارید و خداوند رسواگر کافران است‌///با این حال، چهار ماه (مهلت دارید که آزادانه) در زمین سیر کنید (و هر جا می‌خواهید بروید، و بیندیشید)! و بدانید شما نمی‌توانید خدا را ناتوان سازید، (و از قدرت او فرار کنید! و بدانید) خداوند خوارکننده کافران است!///پس بگردید در زمین چهار ماه و بدانید که نیستید ناتوان کننده خدا و آنکه خدا است خوارکننده کافران‌///پس (ای مشرکان!) چهار ماه (دیگر با امنیت) در زمین (حرم) بگردید و بدانید که شما نمی‌توانید بی‌امان خدا را به ستوه آورید. و بی‌گمان خداست که رسوا کننده‌ی کافران است. quran_en_fa And an announcement from Allah and His Messenger, to the people (assembled) on the day of the Great Pilgrimage,- that Allah and His Messenger dissolve (treaty) obligations with the Pagans. If then, ye repent, it were best for you; but if ye turn away, know ye that ye cannot frustrate Allah. And proclaim a grievous penalty to those who reject Faith. و این اعلامی است از سوی خدا و پیامبرش به همه مردم در روز حج اکبر که: یقینا خدا و پیامبرش از مشرکان بیزارند [و هیچ تعهدی نسبت به آنان ندارند]؛ پس [ای مشرکان!] اگر [از پیمان شکنی و خیانت] توبه کنید [و مسلمان شوید] برای شما بهتر است و اگر روی [از وفای به پیمان و اسلام] بگردانید، بدانید که شما عاجز کننده خدا نیستید [تا بتوانید از دسترس قدرت او بیرون روید]؛ و کسانی را که کفر ورزیدند، به عذابی دردناک مژده ده.///و این اعلامی است از سوی خدا و پیامبرش به همه مردم در روز حج اکبر که: یقینا خدا و پیامبرش از مشرکان بیزارند [و هیچ تعهدی نسبت به آنان ندارند]؛ پس [ای مشرکان!] اگر [از پیمان شکنی و خیانت] توبه کنید [و مسلمان شوید] برای شما بهتر است و اگر روی [از وفای به پیمان و اسلام] بگردانید، بدانید که شما عاجز کننده خدا نیستید [تا بتوانید از دسترس قدرت او بیرون روید]؛ و کسانی را که کفر ورزیدند، به عذابی دردناک مژده ده.///در روز حج بزرگ از جانب خدا و پیامبرش به مردم اعلام مى‌شود که خدا و پیامبرش از مشرکان بیزارند. پس اگر توبه کنید برایتان بهتر است، ولى اگر سرپیچى کنید بدانید که از خدا نتوانید گریخت. و کافران را به عذابى دردآور بشارت ده.///و این اعلانى است از ناحیه خدا و رسول او به مردم در روز حج اکبر که خدا و رسولش از مشرکان بیزارند. پس اگر توبه کنید براى شما بهتر است، و اگر رو برتابید بدانید که شما خدا را عاجز نتوانید کرد و کافران را به عذابى دردناک بشارت ده///و [این آیات‌] اعلامى است از جانب خدا و پیامبرش به مردم در روز حج اکبر که خدا و پیامبرش در برابر مشرکان تعهدى ندارند [با این حال‌] اگر [از کفر] توبه کنید آن براى شما بهتر است، و اگر روى بگردانید پس بدانید که شما خدا را درمانده نخواهید کرد؛ و کسانى را که کفر ورزیدند از عذابى دردناک خبر ده.///این [آیات]، اعلامى است از سوى خدا و پیامبرش [به مردم] در روز حج اکبر [عید قربان]، که خدا و رسولش از مشرکان بیزارند. [با این حال،] اگر توبه کنید [و دست از شرک و کفر بردارید،] این برایتان بهتر است و اگر روى بگردانید، پس بدانید که هرگز نمى‌توانید خدا را ناتوان کنید و کافران را به عذابى دردناک بشارت ده.///و در بزرگترین روز حج (روز عرفه یا روز عید که همه در مکه جمعند یا در آن روز که مؤمنان و مشرکان همه به مکه حاضرند) خدا و رسولش به مردم اعلام می‌دارند که خدا و رسول از مشرکین بیزارند. پس اگر شما مشرکان توبه کردید برایتان بسی بهتر خواهد بود، و اگر رو بگردانید بدانید که شما بر قدرت خدا غالب نیایید، و مژده عذابی دردناک به آن کافران برسان.///و این اعلامی از سوی خداوند و پیامبر اوست به مردم در روز حج‌اکبر که [بدانند] خداوند و پیامبر او از مشرکان بری و بیزار است، پس اگر [از کفر] توبه کنید، برایتان بهتر است و اگر رویگردان شوید بدانید که از خداوند گزیر و گریزی ندارید، و کافران را از عذابی دردناک خبر ده‌///و این، اعلامی است از ناحیه خدا و پیامبرش به (عموم) مردم در روز حج اکبر [= روز عید قربان‌] که: خداوند و پیامبرش از مشرکان بیزارند! با این حال، اگر توبه کنید، برای شما بهتر است! و اگر سرپیچی نمایید، بدانید شما نمی‌توانید خدا را ناتوان سازید (و از قلمرو قدرتش خارج شوید)! و کافران را به مجازات دردناک بشارت ده!///و اعلانی است از خدا و پیمبرش به مردم در روز حج اکبر که خدا بیزار است از مشرکان و پیمبرش پس اگر توبه کنید بهتر است برای شما و اگر پشت کردید بدانید که نیستید عاجز کننده خدا و بشارت ده کافران را به عذابی دردناک‌///و (این) اعلامی است از جانب خدا و پیامبرش در روز حج اکبر [: حج مقابل عمره] فراسوی مردم که خدا به‌راستی از مشرکان بیزار است و (نیز) پیامبرش (هم از مشرکان بیزار است). پس اگر (از کفر) توبه کنید، (هم) آن برای شما خوب است، و اگر روی برگردانید بدانید که شما هرگز درمانده‌کنندگان خدا نیستید. و کسانی را که کفر ورزیدند از عذابی دردناک نوید ده. quran_en_fa (But the treaties are) not dissolved with those Pagans with whom ye have entered into alliance and who have not subsequently failed you in aught, nor aided any one against you. So fulfil your engagements with them to the end of their term: for Allah loveth the righteous. مگر کسانی از مشرکان که با آنان پیمان بستید، سپس چیزی [از شرایط پیمان را] نسبت به شما نکاستند و احدی [از دشمنان را] بر ضد شما یاری نکردند، پس به پیمانشان تا پایان مدتشان وفادار باشید؛ زیرا خدا پرهیزکاران را دوست دارد.///مگر کسانی از مشرکان که با آنان پیمان بستید، سپس چیزی [از شرایط پیمان را] نسبت به شما نکاستند و احدی [از دشمنان را] بر ضد شما یاری نکردند، پس به پیمانشان تا پایان مدتشان وفادار باشید؛ زیرا خدا پرهیزکاران را دوست دارد.///مگر آن گروه از مشرکان که با ایشان پیمان بسته‌اید و در پیمان خود کاستى نیاورده‌اند و با هیچ کس بر ضد شما همدست نشده‌اند. با اینان به پیمان خویش تا پایان مدتش وفا کنید، زیرا خدا پرهیزگاران را دوست دارد.///مگر آن مشرکانى که با آنها پیمان بستید و سپس چیزى از پیمان شما را نکاستند و با هیچ کس بر ضد شما همدست نشدند، پس پیمان آنان را تا پایان مدتشان تمام کنید. همانا خداوند پرهیزکاران را دوست دارد///مگر آن مشرکانى که با آنان پیمان بسته‌اید، و چیزى از [تعهدات خود نسبت به‌] شما فروگذار نکرده، و کسى را بر ضد شما پشتیبانى ننموده‌اند. پس پیمان اینان را تا [پایان‌] مدتشان تمام کنید، چرا که خدا پرهیزگاران را دوست دارد.///مگر کسانى از مشرکین که با آنان پیمان بسته‌اید و چیزى از تعهدات خود نسبت به شما فروگذار نکرده و کسى را در برابر شما یارى نداده‌اند. پس پیمانشان را تا پایان مدتشان نگه‌دارید [و وفادار باشید] که خداوند، اهل تقوا را دوست دارد.///مگر آن گروه از مشرکان که با آنها عهد بسته‌اید و هیچ عهد شما نشکستند و هیچ یک از دشمنان شما را یاری نکرده باشند، پس با آنها تا مدتی که مقرر داشته‌اید عهد نگاه دارید، که خدا متقیان را دوست می‌دارد.///مگر کسانی از مشرکان که با آنان پیمان بسته‌اید و با شما هیچ‌گونه نابکاری نکرده‌اند و هیچ کس را در برابر شما یاری نداده‌اند، پس پیمان ایشان را تا پایان مدتش به سر برید، که خداوند پرهیزگاران را دوست دارد///مگر کسانی از مشرکان که با آنها عهد بستید، و چیزی از آن را در حق شما فروگذار نکردند، و احدی را بر ضد شما تقویت ننمودند؛ پیمان آنها را تا پایان مدتشان محترم بشمرید؛ زیرا خداوند پرهیزگاران را دوست دارد!///مگر آنان را که پیمان بستید از مشرکان پس نکاستند شما را چیزی و پشتیبانی نکردند بر شما کسی را پس به پایان رسانید بدیشان پیمانشان را تا سرآمدشان و خدا دوست دارد پرهیزکاران را///مگر کسانی از مشرکان که با آنان پیمان بسته‌اید، سپس چیزی از (تعهدات خود نسبت به) شما فروگذار نکردند، و کسی را بر ضد شما پشتیبانی ننمودند. پس پیمانشان را فرا سویشان تا مدت (مقرر) ‌شان به اتمام رسانید. بی‌گمان خدا پرهیزگاران را دوست دارد. quran_en_fa But when the forbidden months are past, then fight and slay the Pagans wherever ye find them, an seize them, beleaguer them, and lie in wait for them in every stratagem (of war); but if they repent, and establish regular prayers and practise regular charity, then open the way for them: for Allah is Oft-forgiving, Most Merciful. پس هنگامی که ماه‌های حرام سپری شود، مشرکان را هر جا یافتید، بکشید و به اسیری بگیرید و محاصره کنید و در هر کمین گاهی به کمین آنان بنشینید؛ ولی اگر توبه کردند و نماز را بر پا داشتند و زکات پرداختند، پس آزادشان گذارید؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///پس هنگامی که ماه‌های حرام سپری شود، مشرکان را هر جا یافتید، بکشید و به اسیری بگیرید و محاصره کنید و در هر کمین گاهی به کمین آنان بنشینید؛ ولی اگر توبه کردند و نماز را بر پا داشتند و زکات پرداختند، پس آزادشان گذارید؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///و چون ماه‌هاى حرام به پایان رسید، هر جا که مشرکان را یافتید بکشید و بگیرید و به حبس افکنید و در همه جا به کمینشان نشینید. اما اگر توبه کردند و نماز خواندند و زکات دادند، از آنها دست بردارید، زیرا خدا آمرزنده و مهربان است.///پس چون ماه‌هاى حرام به سر آمد، هر جا مشرکان را یافتید بکشید و دستگیرشان کنید و به محاصره در آورید و در همه جا به کمینشان بنشینید اما اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند، راهشان را باز کنید که خداوند بخشنده‌ى مهربان است///پس چون ماه‌هاى حرام سپرى شد، مشرکان را هر کجا یافتید بکشید و آنان را دستگیر کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهى به کمین آنان بنشینید؛ پس اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند، راه برایشان گشاده گردانید، زیرا خدا آمرزنده مهربان است.///پس چون ماه‌هاى حرام سپرى شود، مشرکان را هرجا یافتید، بکشید و دستگیر کنید و در محاصره قرار دهید و در همه جا به کمین آنان بنشینید. پس اگر توبه کردند و نماز بر پا داشتند و زکات پرداختند، راهشان را باز کنید [و آزادشان بگذارید]. که خداوندش، آمرزنده و مهربان است.///پس چون ماههای حرام (ذیقعده، ذیحجه، محرم و رجب که مدت امان است) درگذشت آن‌گاه مشرکان را هر جا یابید به قتل برسانید و آنها را دستگیر و محاصره کنید و هر سو در کمین آنها باشید، چنانچه توبه کرده و نماز به پا داشتند و زکات دادند پس از آنها دست بدارید، که خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.///و چون ماههای حرام به سرآمد، آنگاه مشرکان را هرجا که یافتید بکشید و به اسارت بگیریدشان و محاصره‌شان کنید و همه جا در کمینشان بنشینید، آنگاه اگر [از کفر] توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات پرداختند، آزادشان بگذارید که خداوند آمرزگار مهربان است‌///(اما) وقتی ماه‌های حرام پایان گرفت، مشرکان را هر جا یافتید به قتل برسانید؛ و آنها را اسیر سازید؛ و محاصره کنید؛ و در هر کمینگاه، بر سر راه آنها بنشینید! هرگاه توبه کنند، و نماز را برپا دارند، و زکات را بپردازند، آنها را رها سازید؛ زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است!///تا گاهی که به پایان رسید ماه‌های حرام پس بکشید مشرکان را هرکجا بیابیدشان و دستگیرشان کنید و تنگ بر ایشان گیرید و بنشینید برای ایشان به هر کمینگاهی پس اگر توبه کردند و بپای داشتند نماز را و دادند زکات را رها کنید راه ایشان را همانا خدا است آمرزنده مهربان‌///پس چون ماه‌های حرام سپری شد، مشرکان را هر کجا یافتید بکشید و دستگیرشان کنید و به محاصره در آورید و در هر کمینگاهی به کمین آنان بنشینید. پس اگر توبه کردند و نماز بر پاداشتند و زکات دادند، رهاشان کنید. خدا بی‌گمان پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa If one amongst the Pagans ask thee for asylum, grant it to him, so that he may hear the word of Allah; and then escort him to where he can be secure. That is because they are men without knowledge. و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست، پس پناهش بده تا سخن خدا را بشنود، آن گاه او را به جایگاه امنش برسان؛ این به سبب آن است که آنان گروهی هستند که [حقایق را] نمی‌دانند [باشد که در پناه تو و شنیدن سخن حق مسلمان شوند.]///و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست، پس پناهش بده تا سخن خدا را بشنود، آن گاه او را به جایگاه امنش برسان؛ این به سبب آن است که آنان گروهی هستند که [حقایق را] نمی‌دانند [باشد که در پناه تو و شنیدن سخن حق مسلمان شوند.]///و هرگاه یکى از مشرکان به تو پناه آورد، پناهش ده تا کلام خدا را بشنود، سپس به مکان امنش برسان، زیرا اینان مردمى نادانند.///و اگر کسى از مشرکان از تو پناه خواست پناهش ده تا کلام خدا را بشنود سپس او را به نقطه امنش برسان، زیرا آنها مردمى نادانند///و اگر یکى از مشرکان از تو پناه خواست پناهش ده تا کلام خدا را بشنود؛ سپس او را به مکان امنش برسان، چرا که آنان قومى نادانند.///و [ای پیامبر!] اگر یکى از مشرکان از تو امان و پناه خواست، پس به او پناه بده تا کلام خدا را بشنود، سپس او را به مکان امنش برسان. چرا که آنان گروهى ناآگاهند.///و اگر یکی از مشرکان به تو پناه آورد (که از دین آگاه شود) بدو پناه ده تا کلام خدا بشنود و پس از شنیدن سخن خدا او را به مأمن و منزلش برسان، زیرا که این مشرکان مردمی نادانند.///و اگر کسی از مشرکان از تو پناه خواست به او پناه بده، تا آنکه کلام الهی را بشنود، سپس او را به جای امنش برسان، این از آن است که ایشان قومی ناآگاه‌اند///و اگر یکی از مشرکان از تو پناهندگی بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود (و در آن بیندیشد)! سپس او را به محل امنش برسان، چرا که آنها گروهی ناآگاهند!///و اگر یکی از مشرکان به تو پناهنده شد پس پناهش ده تا بشنود گفتار خدا را سپس برسانش به مأمن خویش این بدان است که آنانند گروهی که نمی‌دانند///و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست، پناهش ده، تا سخن خدا را بشنود، سپس او را به مکان امنش برسان. این تأمین برای آن است که آنان بی‌گمان گروهی نادانند. quran_en_fa How can there be a league, before Allah and His Messenger, with the Pagans, except those with whom ye made a treaty near the sacred Mosque? As long as these stand true to you, stand ye true to them: for Allah doth love the righteous. چگونه مشرکان را نزد خدا و پیامبرش پیمانی [استوار] تواند بود [در صورتی که همواره پیمان شکنی می‌کنند] مگر کسانی که با آنان در کنار مسجد الحرام پیمان بسته‌اید، پس تا زمانی که [به پیمانشان] با شما پایداری کنند، شما هم به پیمانتان با آنان پایداری کنید؛ زیرا خدا پرهیزکاران را دوست دارد.///چگونه مشرکان را نزد خدا و پیامبرش پیمانی [استوار] تواند بود [در صورتی که همواره پیمان شکنی می‌کنند] مگر کسانی که با آنان در کنار مسجد الحرام پیمان بسته‌اید، پس تا زمانی که [به پیمانشان] با شما پایداری کنند، شما هم به پیمانتان با آنان پایداری کنید؛ زیرا خدا پرهیزکاران را دوست دارد.///چگونه مشرکان را با خدا و پیامبر او پیمانى باشد؟ مگر آنهایى که نزد مسجد الحرام با ایشان پیمان بستید. اگر بر سر پیمانشان ایستادند، بر سر پیمانتان بایستید. خدا پرهیزگاران را دوست دارد.///چگونه مشرکان را نزد خدا و رسول او پیمانى تواند بود؟ مگر آنها که کنار مسجد الحرام با ایشان پیمان بسته‌اید، پس تا هنگامى که با شما بر سر پیمان ایستادند، بر سر پیمانتان بایستید [زیرا] خداوند پرهیزکاران را دوست دارد///چگونه مشرکان را نزد خدا و نزد فرستاده او عهدى تواند بود؟ مگر با کسانى که کنار مسجد الحرام پیمان بسته‌اید. پس تا با شما [بر سر عهد] پایدارند، با آنان پایدار باشید، زیرا خدا پرهیزگاران را دوست مى‌دارد.///چگونه مى‌تواند نزد خدا و رسولش، پیمانى با مشرکان [عهدشکن] باشد؟ مگر کسانى که نزد مسجدالحرام با آنان پیمان بستید. پس تا هنگامى که به عهدشان وفادارند، شما هم وفادار بمانید. که خداوند، متقین را دوست دارد.///چگونه با مشرکانی که عهد خدا و رسول شکستند خدا و رسولش عهد آنان نگه دارند؟ لیکن با آن مشرکان که در مسجد الحرام عهد بسته‌اید تا زمانی که آنها بر عهد خود پایدارند شما هم عهد آنها را بپایید، که خدا متقیان را دوست می‌دارد.///چگونه پیمان با مشرکان نزد خداوند و نزد پیامبرش محترم داشته شود؟ مگر [در مورد] کسانی که با آنان نزدیک مسجدالحرام [در حدیبیه‌] پیمان بسته‌اید، پس مادام که بر عهد خود با شما استوار باشند، شما نیز با آنان استوار باشید، که خداوند پرهیزگاران را دوست دارد///چگونه برای مشرکان پیمانی نزد خدا و رسول او خواهد بود (در حالی که آنها همواره آماده شکستن پیمانشان هستند)؟! مگر کسانی که نزد مسجد الحرام با آنان پیمان بستید؛ (و پیمان خود را محترم شمردند؛) تا زمانی که در برابر شما وفادار باشند، شما نیز وفاداری کنید، که خداوند پرهیزگاران را دوست دارد!///چگونه باشد برای مشرکان پیمانی نزد خدا و نزد پیمبرش جز آنان که پیمان بستید نزد مسجد حرام پس مادام که پایدارند برای شما پایدار باشید برای آنان همانا خدا دوست دارد پرهیزکاران را///چگونه مشرکان را نزد خدا و نزد فرستاده‌اش پیمانی است‌؟ مگر کسانی که کنار مسجدالحرام با هم پیمان بسته‌اید. پس تا برایتان (بر این پیمان) پایداری بخواهند، بر پیمانشان پایداری بخواهید. خدا بی‌گمان پرهیزگاران را دوست می‌دارد. quran_en_fa How (can there be such a league), seeing that if they get an advantage over you, they respect not in you the ties either of kinship or of covenant? With (fair words from) their mouths they entice you, but their hearts are averse from you; and most of them are rebellious and wicked. چگونه [مشرکان بر پیمان خود پای بندند؟] و در صورتی که اگر بر شما چیره شوند، نه [پیوند] خویشاوندی را در حق شما رعایت می‌کنند، نه پیمانی را!! شما را با زبانشان خشنود می‌کنند، ولی دل هایشان [از خشنود کردن شما] امتناع دارد و بیشترشان فاسقند.///چگونه [مشرکان بر پیمان خود پای بندند؟] و در صورتی که اگر بر شما چیره شوند، نه [پیوند] خویشاوندی را در حق شما رعایت می‌کنند، نه پیمانی را!! شما را با زبانشان خشنود می‌کنند، ولی دل هایشان [از خشنود کردن شما] امتناع دارد و بیشترشان فاسقند.///چگونه پیمانى باشد که اگر بر شما پیروز شوند به هیچ عهد و سوگند و خویشاوندى وفا نکنند؟ به زبان خشنودتان مى‌سازند و در دل سر مى‌پیچند و بیشترین عصیانگرانند.///چگونه [عهدى داشته باشند] در حالى که اگر بر شما ظفر یابند، نه قرابتى را در باره‌ى شما مراعات مى‌کنند و نه پیمانى را، شما را به زبان خویش راضى مى‌کنند اما دل‌هایشان امتناع دارد و بیشترشان فاسقند///چگونه [براى آنان عهدى است‌] با اینکه اگر بر شما دست یابند، در باره شما نه خویشاوندى را مراعات مى‌کنند و نه تعهدى را، شما را با زبانشان راضى مى‌کنند و حال آنکه دلهایشان امتناع مى‌ورزد و بیشترشان منحرفند.///چگونه [مى‌توان با آنان پیمانى داشت،] در حالى که اگر بر شما دست یابند، هیچ خویشاوندى و پیمانى را درباره‌ى شما مراعات نمى‌کنند. شما را با زبان [نرم] خویش راضى مى‌کنند، ولى دل‌هایشان پذیرا نیست و بیشترشان فاسق [و پیمان‌شکن] اند.///چگونه (با مشرکان عهدشکن وفای به عهد توان کرد) در صورتی که آنها اگر بر شما ظفر یابند مراعات هیچ علاقه خویشی و عهد و پیمان را نخواهند کرد! به زبان‌بازی و سخنان فریبنده شما را خشنود می‌سازند در صورتی که در دل جز کینه شما ندارند و بیشتر آنان فاسق و نابکارند.///چگونه چنین نباشد، و حال آنکه اگر اینان بر شما دست یابند نه پیوند و نه پیمانی را در حق شما رعایت می‌کنند، اینان شما را با زبان خود خشنود می‌کنند، حال آنکه دلهایشان از آن ابا دارد و بیشترشان نافرمانند///چگونه (پیمان مشرکان ارزش دارد)، در حالی که اگر بر شما غالب شوند، نه ملاحظه خویشاوندی با شما را می‌کنند، و نه پیمان را؟! شما را با زبان خود خشنود می‌کنند، ولی دلهایشان ابا دارد؛ و بیشتر آنها فرمانبردار نیستند!///چگونه و اگر چیره آیند بر شما رعایت نکنند در شما خویشاوندی و نه پیمانی را خوشنودتان سازند با دهانهای خود و نمی‌خواهد دلهای ایشان و بیشتر ایشانند نافرمانان‌///چگونه (برای آنان پیمانی است) با آنکه اگر بر شما دست یابند، درباره‌ی شما هیچ گونه رابطه‌ای و هیچ گونه پیمانی را مراعات نمی‌کنند. شما را با دهانهاشان راضی می‌کنند حال آنکه دل‌هایشان امتناع می‌ورزد. و بیشترشان فاسقانند. quran_en_fa The Signs of Allah have they sold for a miserable price, and (many) have they hindered from His way: evil indeed are the deeds they have done. آیات خدا را در برابر بهایی اندک فروختند و مردم را از راه خدا بازداشتند؛ راستی چه بد است آنچه را همواره انجام می‌دادند.///آیات خدا را در برابر بهایی اندک فروختند و مردم را از راه خدا بازداشتند؛ راستی چه بد است آنچه را همواره انجام می‌دادند.///آیات خدا را به بهاى اندک فروختند و مردم را از راه خدا باز داشتند و بد کارى کردند.///آنها آیات خدا را به بهایى اندک فروختند پس [مردم را] از راه او بازداشتند، به راستى آنها بد عمل مى‌کردند///آیات خدا را به بهاى ناچیزى فروختند و [مردم را] از راه او باز داشتند، به راستى آنان چه بد اعمالى انجام مى‌دادند.///آیات خدا را به بهاى اندکى فروختند و [مردم را] از راه خدا بازداشتند. به راستى آنان بد اعمالى انجام مى‌دادند!///آنان آیات کتاب خدا را به بهایی اندک فروختند تا آنکه راه خدا را (به روی خلق) بستند، همانا بسیار بد می‌کرده‌اند.///اینان آیات الهی را به بهای ناچیز فروخته‌اند و [مردم را] از راه او بازداشته‌اند، و کار و کردارشان چه بد است‌///آنها آیات خدا را به بهای کمی فروختند؛ و (مردم را) از راه او باز داشتند؛ آنها اعمال بدی انجام می‌دادند!///فروختند آیتهای خدا را به بهائی کم پس بازداشتند از راه او چه زشت است آنچه بودند می‌کردند///با آیات خدا بهای اندکی را خریدند، پس (خودشان و دیگران را) از راه خدا بازداشتند. به‌راستی آنان چه بد اعمالی انجام می‌داده‌اند. quran_en_fa In a Believer they respect not the ties either of kinship or of covenant! It is they who have transgressed all bounds. در حق هیچ مؤمنی رعایت [پیوند] خویشاوندی و پیمانی را نمی‌کنند؛ و آنان همان تجاوز کارانند.///در حق هیچ مؤمنی رعایت [پیوند] خویشاوندی و پیمانی را نمی‌کنند؛ و آنان همان تجاوز کارانند.///عهد و سوگند و خویشاوندى هیچ مؤمنى را رعایت نمى‌کنند و مردمى تجاوزکارند.///آنها در باره‌ى هیچ مؤمنى قرابت و پیمانى را رعایت نمى‌کنند و آنها واقعا متجاوزند///در باره هیچ مؤمنى مراعات خویشاوندى و پیمانى را نمى‌کنند، و ایشان همان تجاوزکارانند.///آنان درباره هیچ مؤمنى، حق خویشاوندى و عهد و پیمانی را مراعات نخواهند کرد و ایشان همان تجاوزکارانند.///آنان در حق اهل ایمان هیچ مراعات حق خویشی یا عهد و پیمان را نمی‌کنند و هم آنها بسیار متعدی و ستمکارند.///اینان در حق هیچ مؤمنی هیچ پیوند و پیمانی را رعایت نمی‌کنند، و اینان تجاوزکار هستند///(نه تنها درباره شما،) درباره هیچ فرد باایمانی رعایت خویشاوندی و پیمان را نمی‌کنند؛ و آنها همان تجاوز کارانند!///رعایت نمی‌کنند در مؤمنی خویشاوندی و نه پیمانی را و ایشانند تجاوزگران‌///درباره‌ی هیچ مؤمنی هیچ‌گونه رابطه و پیمانی را مراعات نمی‌کنند. و ایشان، (هم) اینان تجاوزکارانند. quran_en_fa But (even so), if they repent, establish regular prayers, and practise regular charity,- they are your brethren in Faith: (thus) do We explain the Signs in detail, for those who understand. پس اگر [از پیمان شکنی، قطع رحم، کفر و شرک] توبه کنند و نماز را بر پا دارند و زکات بپردازند، برادران دینی شمایند؛ و ما آیات خود را برای گروهی که [واقعیات را] می‌دانند، به صورت‌های گوناگون بیان می‌کنیم.///پس اگر [از پیمان شکنی، قطع رحم، کفر و شرک] توبه کنند و نماز را بر پا دارند و زکات بپردازند، برادران دینی شمایند؛ و ما آیات خود را برای گروهی که [واقعیات را] می‌دانند، به صورت‌های گوناگون بیان می‌کنیم.///پس اگر توبه کردند و نماز به جاى آوردند و زکات دادند، برادران دینى شما هستند. ما آیات خدا را براى مردمى که از دانایى برخوردارند تفصیل مى‌دهیم.///پس اگر توبه کردند و نماز به پا داشتند و زکات دادند، برادران دینى شما هستند، و ما آیات [خود] را براى قومى که مى‌فهمند توضیح مى‌دهیم///پس اگر توبه کنند و نماز برپا دارند و زکات دهند، در این صورت برادران دینى شما مى‌باشند، و ما آیات [خود] را براى گروهى که مى‌دانند به تفصیل بیان مى‌کنیم.///اما اگر توبه کردند و نماز بر پا داشتند و زکات پرداختند، در این صورت، برادران دینى شمایند و ما آیات خود را براى گروهى که مى‌دانند [و مى‌اندیشند]، به تفصیل بیان مى‌کنیم.///پس اگر توبه کرده و نماز به پا داشتند و زکات مال دادند در این صورت برادر دینی شمایند. و ما آیات خود را برای اهل دانش و معرفت مفصلا بیان می‌کنیم.///اما اگر [از کفر] توبه کردند و نماز بر پا داشتند و زکات پرداختند، در آن صورت برادران دینی شما هستند، و ما آیات [خود] را برای اهل معرفت به روشنی بیان می‌داریم‌///(ولی) اگر توبه کنند، نماز را برپا دارند، و زکات را بپردازند، برادر دینی شما هستند؛ و ما آیات خود را برای گروهی که می‌دانند (و می‌اندیشند)، شرح می‌دهیم!///پس اگر توبه کردند و بپای داشتند نماز را و دادند زکات را پس برادرانند شما را در دین و تفصیل دهیم آیتها را برای قومی که می‌دانند///پس اگر توبه کنند و نماز بر پادارند و زکات بدهند، (هم‌اینان) برادران دینی شمایند. و ما آیات (خود) را برای گروهی که می‌دانند جداسازی (و تبیین) می‌کنیم. quran_en_fa But if they violate their oaths after their covenant, and taunt you for your Faith,- fight ye the chiefs of Unfaith: for their oaths are nothing to them: that thus they may be restrained. و اگر پیمان هایشان را پس از تعهدشان شکستند و در دین شما زبان به طعنه و عیب جویی گشودند، در این صورت با پیشوایان کفر بجنگید که آنان را [نسبت به پیمان هایشان] هیچ تعهدی نیست، باشد که [از طعنه زدن و پیمان شکنی] بازایستند.///و اگر پیمان هایشان را پس از تعهدشان شکستند و در دین شما زبان به طعنه و عیب جویی گشودند، در این صورت با پیشوایان کفر بجنگید که آنان را [نسبت به پیمان هایشان] هیچ تعهدی نیست، باشد که [از طعنه زدن و پیمان شکنی] بازایستند.///اگر پس از بستن پیمان، سوگند خود شکستند و در دین شما طعن زدند، با پیشوایان کفر قتال کنید که ایشان را رسم سوگند نگه‌داشتن نیست، باشد که از کردار خود باز ایستند.///و اگر قسم‌هاى خود را پس از پیمان خویش شکستند و به آیین شما طعنه زدند، با سران کفر بجنگید [چرا که‌] آنها پاى‌بند سوگندها نیستند، باشد که [از پیمان‌شکنى‌] باز ایستند///و اگر سوگندهاى خود را پس از پیمان خویش شکستند و شما را در دینتان طعن زدند، پس با پیشوایان کفر بجنگید، چرا که آنان را هیچ پیمانى نیست، باشد که [از پیمان‌شکنى‌] باز ایستند.///اما اگر [به جاى توبه،] سوگندهاى خویش را پس از بستن پیمانشان شکستند و در دین شما، زبان به طعنه گشودند، پس با سران کفر بجنگید. زیرا آنان را [پای‌بندى به] سوگندى نیست، باشد که [با شدت عمل شما،] از کردار خود بازایستند.///و اگر آنها سوگند خود را بعد از عهدی که بسته‌اند بشکنند و در دین شما تمسخر و طعن زنند در این صورت با آن پیشوایان کفر و ضلالت کارزار کنید که آنها را عهد و سوگند استواری نیست، باشد که بس کنند.///ولی اگر سوگندهایشان را پس از پیمان بستنشان شکستند و در دین شما طعنه زدند، آنگاه با پیشوایان کفر کارزار کنید، چرا که حرمت سوگند [و پیمان‌] را رعایت نمی‌کنند، باشد که دست بردارند///و اگر پیمانهای خود را پس از عهد خویش بشکنند، و آیین شما را مورد طعن قرار دهند، با پیشوایان کفر پیکار کنید؛ چرا که آنها پیمانی ندارند؛ شاید (با شدت عمل) دست بردارند!///و اگر شکستند سوگندهای خویش را پس از پیمانشان و بد سگالیدند در دین شما پس بکشید پیشوایان کفر را که نیست سوگندهائی برای ایشان شاید دست بردارند///و اگر سوگندهای خود را پس از پیمانشان شکستند و در دینتان طعنه زدند، (شما هم) با پیشوایان کفر بجنگید - ایشان بی‌گمان پایبند (به هیچ سوگندی) نیستند - شاید (از پیمان‌شکنی و یا کفرشان) باز ایستند. quran_en_fa Will ye not fight people who violated their oaths, plotted to expel the Messenger, and took the aggressive by being the first (to assault) you? Do ye fear them? Nay, it is Allah Whom ye should more justly fear, if ye believe! چرا و برای چه نمی‌جنگید؟ آن هم با گروهی که پیمان‌های خود را شکستند، و عزمشان را بر بیرون کردن پیامبر از وطنش جزم کردند و هم آنان بودند که نخستین بار با شما جنگیدند، آیا از آنان می‌ترسید؟! در صورتی که اگر مؤمن هستید، خدا سزاوارتر است که از او بترسید.///چرا و برای چه نمی‌جنگید؟ آن هم با گروهی که پیمان‌های خود را شکستند، و عزمشان را بر بیرون کردن پیامبر از وطنش جزم کردند و هم آنان بودند که نخستین بار با شما جنگیدند، آیا از آنان می‌ترسید؟! در صورتی که اگر مؤمن هستید، خدا سزاوارتر است که از او بترسید.///آیا با مردمى که سوگند خود را شکستند و آهنگ اخراج پیامبر کردند و آنها بر ضد شما دشمنى آغاز کردند، نمى‌جنگید؟ آیا از آنها مى‌ترسید، و حال آنکه اگر ایمان آورده باشید سزاوارتر است که از خدا بترسید و بس؟///چرا با گروهى که قسم‌هاى خود را شکستند و در بیرون راندن رسول خدا کوشیدند، نمى‌جنگید؟ در حالى که آنها بودند که بار اول [جنگ را] با شما آغاز کردند. آیا از آنها مى‌ترسید؟ اگر مؤمنید خدا سزاوارتر است که از او بترسید///چرا با گروهى که سوگندهاى خود را شکستند و بر آن شدند که فرستاده [خدا] را بیرون کنند، و آنان بودند که نخستین‌بار [جنگ را] با شما آغاز کردند، نمى‌جنگید؟ آیا از آنان مى‌ترسید؟ با اینکه اگر مؤمنید خدا سزاوارتر است که از او بترسید.///آیا با گروهى که سوگندها [و پیمان‌هاى] خود را شکستند و به بیرون کردن پیامبر همت گماشتند و آنان، نخستین بار جنگ را با شما آغاز کردند، پیکار نمى‌کنید؟ آیا از آنان مى‌ترسید؟ اگر ایمان دارید، سزاوارتر آن است که از خدا بترسید!///آیا با قومی که عهد و پیمان خود را شکستند و اهتمام کردند که رسول خدا را (از شهر و وطن خود) بیرون کنند قتال و کار زار نمی‌کنید؟ در صورتی که آنها اول بار به دشمنی و قتال شما برخاستند، آیا از آنها ترس و اندیشه دارید؟ و حال آنکه سزاوارتر آن است که از خدا بترسید اگر اهل ایمانید.///آیا نباید با قومی که سوگندها [و پیمانها] یشان را شکسته‌اند و در آواره ساختن پیامبر کوشیده‌اند و نخست‌بار بنای ستیزه با شما را گذارده‌اند، کارزار کنید، آیا از آنها می‌ترسید؟ حال آنکه اگر مؤمنید، سزاوارتر است که از خداوند بترسید///آیا با گروهی که پیمانهای خود را شکستند، و تصمیم به اخراج پیامبر گرفتند، پیکار نمی‌کنید؟! در حالی که آنها نخستین بار (پیکار با شما را) آغاز کردند؛ آیا از آنها می‌ترسید؟! با اینکه خداوند سزاوارتر است که از او بترسید، اگر مؤمن هستید!///چرا پیکار نکنید با قومی که شکستند سوگندهای خود را و آهنگ آن کردند که پیمبر را برون کنند و ایشان آغاز (جنگ) کردند با شما نخستین‌بار آیا همی‌ترسیدشان پس خدا سزاوارتر است که بترسیدش اگر هستید مؤمنان‌///چرا با گروهی که سوگندهای خود را شکستند و برای بیرون راندن رسول همت گماشتند - و (هم) آنان نخستین بار (جنگ را) با شما آغاز کردند - کشتار نمی‌کنید؟ آیا از آنان می‌ترسید؟ پس اگر مؤمن بوده‌اید، خدا سزاوارتر است که از او بهراسید. quran_en_fa Fight them, and Allah will punish them by your hands, cover them with shame, help you (to victory) over them, heal the breasts of Believers, با آنان بجنگید تا خدا آنان را به دست شما عذاب کند و رسوایشان نماید و شما را بر آنان پیروزی دهد و سینه‌های [پر سوز و غم] مردم مؤمن را شفا بخشد.///با آنان بجنگید تا خدا آنان را به دست شما عذاب کند و رسوایشان نماید و شما را بر آنان پیروزی دهد و سینه‌های [پر سوز و غم] مردم مؤمن را شفا بخشد.///با آنها بجنگید. خدا به دست شما عذابشان مى‌کند و خوارشان مى‌سازد و شما را پیروزى مى‌دهد و دلهاى مؤمنان را خنک مى‌گرداند.///با آنها بجنگید تا خدا به دست شما عذابشان کند و خوارشان سازد و شما را بر آنها نصرت دهد و دل‌هاى مؤمنان را آرام بخشد///با آنان بجنگید؛ خدا آنان را به دست شما عذاب و رسوایشان مى‌کند و شما را بر ایشان پیروزى مى‌بخشد و دلهاى گروه مؤمنان را خنک مى‌گرداند.///با آنان بجنگید، تا خداوند آنان را به دست‌هاى شما عذاب کند و خوارشان سازد و شما را بر آنان پیروز کند و دل‌هاى مؤمنان را شفا بخشد و مرهم نهد.///شما (ای اهل ایمان) با آن کافران به قتال و کارزار برخیزید تا خدا آنان را به دست شما عذاب کند و خوار گرداند و شما را بر آنها منصور و غالب نماید و دلهای (پر درد و غم) گروهی اهل ایمان را (به فتح و ظفر بر کافران) شفا بخشد.///با آنان کارزار کنید تا خداوند آنان را به دست شما عذاب کند و خوار و رسوا سازد و شما را بر ایشان پیروز گرداند و درد دلهای قومی از مؤمنان را تشفی دهد///با آنها پیکار کنید، که خداوند آنان را به دست شما مجازات می‌کند؛ و آنان را رسوا می‌سازد؛ و سینه گروهی از مؤمنان را شفا می‌بخشد (؛ و بر قلب آنها مرهم می‌نهد)///بکشیدشان عذابشان کند خدا به دست شما و خوارشان گرداند و یاریتان کند بر ایشان و شفا بخشد سینه‌های قومی مؤمنان را///با آنان کشتار کنید (تا) خدا آنان را به دست شما عذاب نماید و خوارشان کند و شما را بر ایشان پیروز گرداند و سینه‌های (جریحه‌دار) گروه مؤمنان را شفا بخشد، quran_en_fa And still the indignation of their hearts. For Allah will turn (in mercy) to whom He will; and Allah is All-Knowing, All-Wise. و خشم دل هایشان را از میان ببرد؛ و خدا توبه هر کس را بخواهد می‌پذیرد؛ و خدا دانا و حکیم است.///و خشم دل هایشان را از میان ببرد؛ و خدا توبه هر کس را بخواهد می‌پذیرد؛ و خدا دانا و حکیم است.///و کینه از دلهایشان بزداید و خدا توبه هر که را که بخواهد مى‌پذیرد. و خداست دانا و حکیم.///و خشم دل‌هایشان را ببرد، و خدا بر هر که بخواهد [به رحمت‌] باز مى‌گردد، و خداوند داناى حکیم است///و خشم دلهایشان را ببرد، و خدا توبه هر که را بخواهد مى‌پذیرد، و خدا داناى حکیم است.///و خداوند [با پیروزى شما و خوارى دشمن،] غیظ و خشم دل‌هاى مؤمنان را از بین ببرد و خداوند لطف خود را بر هر کس بخواهد، برمى‌گرداند و خداوند، دانا و حکیم است.///و تا خشم دلهای آنان فرونشاند، و خدا بر هر که می‌خواهد به لطف و رحمت باز می‌گردد و خداوند دانا و درستکار است.///و خشم و خروش دلهایشان را برطرف کند، و خداوند از هرکس که بخواهد درمی‌گذرد، و خداوند دانای فرزانه است‌///و خشم دلهای آنان را از میان می‌برد! و خدا توبه هر کس را بخواهد (و شایسته بداند)، می‌پذیرد؛ و خداوند دانا و حکیم است.///و بردارد خشم را از دلهای ایشان و توبه پذیرد خدا از هر که خواهد و خدا است دانای حکیم‌///و خشم دل‌هایشان را بزداید. و خدا به هر که بخواهد برگشت می‌کند. و خدا بس دانایی حکیم است. quran_en_fa Or think ye that ye shall be abandoned, as though Allah did not know those among you who strive with might and main, and take none for friends and protectors except Allah, His Messenger, and the (community of) Believers? But Allah is well-acquainted with (all) that ye do. آیا گمان کرده‌اید که شما را به خود واگذارند [و به بوته آزمایش نیازمایند] در حالی که هنوز کسانی از شما را که جهاد کردند و غیر خدا و پیامبرش و مؤمنان را محرم اسرار خود نگرفتند، از دیگران معلوم و مشخص نکرده است [یقینا باید آزمایش شوید تا مؤمن از غیر مؤمن معلوم و مشخص شود]؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///آیا گمان کرده‌اید که شما را به خود واگذارند [و به بوته آزمایش نیازمایند] در حالی که هنوز کسانی از شما را که جهاد کردند و غیر خدا و پیامبرش و مؤمنان را محرم اسرار خود نگرفتند، از دیگران معلوم و مشخص نکرده است [یقینا باید آزمایش شوید تا مؤمن از غیر مؤمن معلوم و مشخص شود]؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///آیا پنداشته‌اید که شما را به حال خود وامى‌گذارند بى‌آنکه خدا کسانى از شما را که جهاد مى‌کنند و جز خدا و پیامبرش و مؤمنان را به همرازى نمى‌گزینند، معلوم دارد؟ و خدا به هر کارى که مى‌کنید آگاه است.///آیا پنداشته‌اید که به حال خود رها مى‌شوید [و امتحان نمى‌شوید]؟ در حالى که خدا هنوز کسانى از شما را که جهاد کردند و غیر از خدا و رسول و مؤمنان، همرازى نگرفتند، معلوم نداشته است؟ و خدا به آنچه انجام مى‌دهید آگاه است///آیا پنداشته‌اید که به خود واگذار مى‌شوید، و خداوند کسانى را که از میان شما جهاد کرده و غیر از خدا و فرستاده او و مؤمنان، محرم اسرارى نگرفته‌اند، معلوم نمى‌دارد؟ و خدا به آنچه انجام مى‌دهید آگاه است.///یا پنداشته‌اید که [تنها با ادعاى ایمان] رها مى‌شوید، در حالى که هنوز خداوند [با امتحان‌هایش شما را نیازموده، تا] کسانى از شما را که جهاد کرده و جز خدا و پیامبرش و مؤمنان رازدارى برنگزیده‌اند، معلوم دارد و خداوند به آنچه مى‌کنید، آگاه است.///آیا چنین می‌پندارید که شما را (بدون آزمایش) به حال خود رها می‌کنند در صورتی که هنوز خدا معلوم نگردانیده که از شما چه کسانی اهل مجاهده‌اند و جز خدا و رسول و مؤمنان را هرگز دوست خود و همراز خویش نگزیده‌اند، و خدا از همه کردار شما آگاه است.///آیا گمان برده‌اید که به امان خود رها می‌شوید و خداوند کسانی را از شما که جهاد می‌کنند و به جای خداوند و پیامبر او و مؤمنان، دوست همرازی نگرفته‌اند، معلوم نمی‌دارد؟ و خداوند به کار و کردار شما آگاه است‌///آیا گمان کردید که (به حال خود) رها می‌شوید در حالی که هنوز کسانی که از شما جهاد کردند، و غیر از خدا و رسولش و مؤمنان را محرم اسرار خویش انتخاب ننمودند، (از دیگران) مشخص نشده‌اند؟! (باید آزمون شوید؛ و صفوف از هم جدا گردد؛) و خداوند به آنچه عمل می‌کنید، آگاه است!///یا پنداشتید که رها شوید حالی که هنوز نمی‌داند خدا آنان را که کوشیدند (جهاد کردند) از شما و نگرفتند جز خدا و پیمبرش و مؤمنان همرازی و خدا آگاه است بدانچه کنید///یا پنداشتید که (از آزمون خدا) رها می‌شوید، حال آنکه خدا کسانی را از میان شما که جهاد کرده و غیر از خدا و فرستاده‌ی او و مؤمنان، محرم درونی اسرارشان نگرفته‌اند، هنوز نشانه‌ای نگذارده‌؟ و خدا به آنچه انجام می‌دهید آگاه است. quran_en_fa It is not for such as join gods with Allah, to visit or maintain the mosques of Allah while they witness against their own souls to infidelity. The works of such bear no fruit: In Fire shall they dwell. و مشرکان در حالی که بر ضد خود به کفر [و انکار حقایق] گواهی می‌دهند، صلاحیت آباد کردن مساجد خدا را ندارند؛ اینانند که اعمالشان تباه و بی اثر است و در آتش جاودانه‌اند.///و مشرکان در حالی که بر ضد خود به کفر [و انکار حقایق] گواهی می‌دهند، صلاحیت آباد کردن مساجد خدا را ندارند؛ اینانند که اعمالشان تباه و بی اثر است و در آتش جاودانه‌اند.///مشرکان را نرسد که در حالى که به کفر خود اقرار مى‌کنند مسجدهاى خدا را عمارت کنند. اعمال آنها ناچیز شده و در آتش جاویدانند.///مشرکان که شاهد کفر خویشند حق ندارند مسجدهاى خدا را آباد کنند. آنها اعمالشان باطل است و در آتش جاودانند///مشرکان را نرسد که مساجد خدا را آباد کنند، در حالى که به کفر خویش شهادت مى‌دهند. آنانند که اعمالشان به هدر رفته و خود در آتش جاودانند.///مشرکان که به صراحت بر کفر خویش گواهى مى‌دهند، حق ندارند مساجد خدا را تعمیر کنند. آنان کارهایشان تباه شده است و در آتش، جاودان خواهند بود.///مشرکان را نرسد که مساجد خدا را تعمیر کنند در صورتی که بر کفر خود گواهند. اینانند که اعمالشان نابود خواهد شد و در آتش دوزخ جاوید معذب خواهند بود.///مشرکان را نرسد که مساجد الهی را آبادان کنند حال آنکه [عملا] بر کفر خود گواه هستند، اعمال اینان تباه شده و جاودانه در آتش دوزخ خواهند بود///مشرکان حق ندارند مساجد خدا را آباد کنند در حالی که به کفر خویش گواهی می‌دهند! آنها اعمالشان نابود (و بی‌ارزش) شده؛ و در آتش (دوزخ)، جاودانه خواهند ماند!///نرسد مشرکان را که آباد کنند مساجد خدا را حالی که گواهی‌دهندگانند بر خویشتن به کفر آنان باطل شده است کردارشان و در آتشند جاودانان‌///هرگز بت‌پرستان را (چنان حقی) نبوده‌است که مساجد خدا را آباد کنند، در حالی که گواهانی بر کفر خودهاشان می‌باشند. آنانند که اعمالشان به هدر رفته و ایشان در آتش جاودانند. quran_en_fa The mosques of Allah shall be visited and maintained by such as believe in Allah and the Last Day, establish regular prayers, and practise regular charity, and fear none (at all) except Allah. It is they who are expected to be on true guidance. آباد کردن مساجد خدا فقط در صلاحیت کسانی است که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و نماز را بر پا داشته و زکات پرداخته و جز از خدا نترسیده‌اند؛ پس امید است که اینان از راه یافتگان باشند.///آباد کردن مساجد خدا فقط در صلاحیت کسانی است که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و نماز را بر پا داشته و زکات پرداخته و جز از خدا نترسیده‌اند؛ پس امید است که اینان از راه یافتگان باشند.///مسجدهاى خدا را کسانى عمارت مى‌کنند که به خدا و روز قیامت ایمان آورده‌اند و نماز مى‌گزارند و زکات مى‌دهند و جز از خدا نمى ترسند. امید است که اینان از هدایت‌یافتگان باشند.///مساجد خدا را تنها کسى آباد مى‌کند که به خدا و روز واپسین ایمان آورده و نماز برپا داشته و زکات داده و جز از خدا نترسیده است، پس امید است که اینان از هدایت یافتگان باشند///مساجد خدا را تنها کسانى آباد مى‌کنند که به خدا و روز بازپسین ایمان آورده و نماز برپا داشته و زکات داده و جز از خدا نترسیده‌اند، پس امید است که اینان از راه‌یافتگان باشند.///مساجد خدا را تنها کسانى باید آباد کنند که به خدا و روز قیامت ایمان دارند و نماز را به پا داشته، زکات مى‌پردازند و جز از خدا نمى‌ترسند. امید است که آنان از ره‌یافتگان باشند.///منحصرا تعمیر مساجد خدا به دست کسانی است که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و نماز به پا دارند و زکات مال خود بدهند و از غیر خدا نترسند، پس امید است که از هدایت‌یافتگان راه خدا باشند.///مساجد الهی را فقط کسانی آباد می‌کنند که به خداوند و روز بازپسین ایمان آورده، و نماز برپا داشته و زکات می‌پردازند، و از هیچ کس جز خداوند نترسیده‌اند، و چه بسا اینان رهیافته باشند///مساجد خدا را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده، و نماز را برپا دارد، و زکات را بپردازد، و جز از خدا نترسد؛ امید است چنین گروهی از هدایت‌یافتگان باشند.///جز این نیست که آباد می‌کند مساجد خدا را آنکه ایمان آورده است به خدا و روز بازپسین و بپا داشته است نماز را و بداده است زکات را و نترسیده است جز خدا را پس امید است آنان که باشند از هدایت‌شدگان‌///مساجد خدا را تنها کسی آباد می‌کند که به خدا و روز بازپسین ایمان آورده و نماز بر پا داشته و زکات داده و بجز خدا (از احدی) نهراسیده. پس امید است اینان از راه‌یافتگان باشند. quran_en_fa Do ye make the giving of drink to pilgrims, or the maintenance of the Sacred Mosque, equal to (the pious service of) those who believe in Allah and the Last Day, and strive with might and main in the cause of Allah? They are not comparable in the sight of Allah: and Allah guides not those who do wrong. آیا آب دادن به حاجیان و آباد کردن مسجدالحرام را مانند [عمل] کسی قرار داده‌اید که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و در راه خدا جهاد کرده است؟! [این دو] نزد خدا برابر و یکسان نیستند و خدا گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند.///آیا آب دادن به حاجیان و آباد کردن مسجدالحرام را مانند [عمل] کسی قرار داده‌اید که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و در راه خدا جهاد کرده است؟! [این دو] نزد خدا برابر و یکسان نیستند و خدا گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند.///آیا آب‌دادن به حاجیان و عمارت مسجد الحرام را با کرده کسى که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و در راه خدا جهاد کرده، برابر مى‌دانید؟ نه، نزد خدا برابر نیستند و خدا ستمکاران را هدایت نمى‌کند.///آیا آب دادن به حاجیان و آباد کردن مسجد الحرام را مانند [کار] کسى قرار داده‌اید که به خدا و روز واپسین ایمان آورده و در راه خدا جهاد کرده است؟ [این دو] نزد خدا یکسان نیستند، و خداوند بیدادگران را هدایت نمى‌کند///آیا سیراب ساختن حاجیان و آباد کردن مسجد الحرام را همانند [کار] کسى پنداشته‌اید که به خدا و روز بازپسین ایمان آورده و در راه خدا جهاد مى‌کند؟ [نه، این دو] نزد خدا یکسان نیستند، و خدا بیدادگران را هدایت نخواهد کرد.///آیا آب‌رسانى به حاجیان و تعمیر مسجدالحرام را همانند [عمل] کسى قرار داده‌اید که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و در راه خدا جهاد کرده است؟ این دو، نزد خدا یکسان نیست و خداوند گروه ستمگر را هدایت نمى‌کند.///آیا رتبه سقایت و آب دادن به حاجیان (یعنی مقام عباس) و تعمیر کردن مسجد الحرام (یعنی مقام شیبه) را با (مقام) آن کس که به خدا و به روز قیامت ایمان آورده و در راه خدا جهاد کرده (چون علی علیه السلام) یکسان شمرید؟ هرگز آنان نزد خدا یکسان نخواهند بود، و خدا ظالمان را هدایت نخواهد کرد.///آیا آب دادن به حاجیان و آباد سازی مسجدالحرام را همانند [عمل‌] کسی می‌شمارید که به خداوند و روز بازپسین ایمان آورده و در راه خدا جهاد کرده است؟ اینان نزد خداوند برابر نیستند، و خداوند ستمکاران [مشرکان‌] را هدایت نمی‌کند///آیا سیراب کردن حجاج، و آباد ساختن مسجد الحرام را، همانند (عمل) کسی قرار دادید که به خدا و روز قیامت ایمان آورده، و در راه او جهاد کرده است؟! (این دو،) نزد خدا مساوی نیستند! و خداوند گروه ظالمان را هدایت نمی‌کند!///آیا قرار دادید آب دادن حاجیان و آبادی مسجد حرام را مانند آنکه ایمان آورده است به خدا و در روز آخر و بکوشیده است در راه خدا یکسان نیستند نزد خدا و خدا هدایت نکند گروه ستمگران را///آیا سیراب ساختن حاجیان و آباد کردن مسجدالحرام را همانند کسی پنداشته‌اید که به خدا و روز بازپسین ایمان آورده و در راه خدا جهاد کرده‌؟ (اینان) نزد خدا یکسان نیستند. و خدا بیدادگران را هدایت نمی‌کند. quran_en_fa Those who believe, and suffer exile and strive with might and main, in Allah's cause, with their goods and their persons, have the highest rank in the sight of Allah: they are the people who will achieve (salvation). آنان که ایمان آوردند و هجرت کردند و با اموال و جان هایشان در راه خدا به جهاد برخاستند، منزلتشان در پیشگاه خدا بزرگ‌تر و برتر است، و فقط اینانند که کامیابند.///آنان که ایمان آوردند و هجرت کردند و با اموال و جان هایشان در راه خدا به جهاد برخاستند، منزلتشان در پیشگاه خدا بزرگ‌تر و برتر است، و فقط اینانند که کامیابند.///آنان که ایمان آوردند و مهاجرت کردند و در راه خدا به مال و جان خویش جهاد کردند، در نزد خدا درجتى عظیم‌تر دارند و کامیافتگانند.///آنها که ایمان آوردند و هجرت نمودند و با مال و جان خود در راه خدا جهاد کردند، نزد خدا منزلتى والاتر دارند و هم آنان کامروایانند///کسانى که ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداخته‌اند نزد خدا مقامى هر چه والاتر دارند و اینان همان رستگارانند.///کسانى که ایمان آوردند و هجرت کردند و در راه خدا با اموال و جان‌هاى خویش جهاد کردند، بزرگ‌ترین درجه را نزد خداوند دارند و اینان همان رستگارانند.///آنان که ایمان آوردند و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا به مال و جانشان جهاد کردند آنها را نزد خدا مقام بلندتری است و آنان بالخصوص رستگاران و سعادتمندان دو عالمند.///کسانی که ایمان آورده و هجرت کرده‌اند و در راه خداوند به مال و جان جهاد کرده‌اند، نزد خداوند بلندمرتبه‌ترند و اینانند که رستگارند///آنها که ایمان آوردند، و هجرت کردند، و با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است؛ و آنها پیروز و رستگارند!///آنان که ایمان آوردند و هجرت کردند و بکوشیدند در راه خدا به مالها و جانهای خود بزرگتر است پایه آنان نزد خدا و آنانند رستگاران‌///کسانی که ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداخته‌اند، درجه‌ی آنان نزد خدا بزرگ‌تر است و اینان، (هم) ایشان، به سلامت رستگارانند. quran_en_fa Their Lord doth give them glad tidings of a Mercy from Himself, of His good pleasure, and of gardens for them, wherein are delights that endure: پروردگارشان آنان را نزد خود به رحمت و خشنودی و بهشت هایی که برای آنان در آنها نعمت‌های پایدار است، مژده می‌دهد.///پروردگارشان آنان را نزد خود به رحمت و خشنودی و بهشت هایی که برای آنان در آنها نعمت‌های پایدار است، مژده می‌دهد.///پروردگارشان به رحمت و خشنودى خود و به بهشتى که در آن نعمتهاى جاوید باشد، بشارتشان مى‌دهد.///پروردگارشان آنها را به رحمت و رضوان خویش و بهشتى که در آن نعمت‌هاى دایم دارند، نوید مى‌دهد///پروردگارشان آنان را از جانب خود، به رحمت و خشنودى و باغهایى [در بهشت‌] که در آنها نعمتهایى پایدار دارند، مژده مى‌دهد.///پروردگارشان آنان را به رحمتى از ناحیه خود و رضایت خویش و باغ‌هایى از بهشت، بشارت مى‌دهد که در آن نعمت‌هایى جاودانه دارند.///پروردگارشان آنان را به رحمت بی‌منتهای خود و به مقام رضا و خشنودی خویش و به بهشت‌هایی که در آنجا آنها را نعمت جاودانی است بشارت دهد.///و پروردگارشان ایشان را به رحمت و رضوان خویش و بوستانهایی که در آنها ناز و نعمتی پاینده دارند، بشارت می‌دهد///پروردگارشان آنها را به رحمتی از ناحیه خود، و رضایت (خویش)، و باغهایی از بهشت بشارت می‌دهد که در آن، نعمتهای جاودانه دارند؛///نوید دهدشان پروردگارشان به رحمتی از خود و خوشنودی و باغستانی که ایشان را است در آن نعمتی پایدار///پروردگارشان آنان را از (جانب ویژه‌ی) خود، به رحمت و خشنودی و باغ‌هایی (در بهشت) که در آنها نعمت‌هایی پایدار دارند، مژده می‌دهد. quran_en_fa They will dwell therein for ever. Verily in Allah's presence is a reward, the greatest (of all). همواره در آنجا جاودانه‌اند؛ یقینا نزد خدا پاداشی بزرگ است.///همواره در آنجا جاودانه‌اند؛ یقینا نزد خدا پاداشی بزرگ است.///در آن بهشت جاویدان بمانند، زیرا اجر و مزد بزرگ در نزد خداوند است.///که تا ابد در آن خواهند بود [و] بى‌تردید اجرى عظیم نزد خداوند است///جاودانه در آنها خواهند بود، در حقیقت، خداست که نزد او پاداشى بزرگ است.///آنان تا ابد در آنجا جاودانند. همانا نزد خداوند، پاداشى بزرگ است.///در آن بهشت ابدی همیشه متنعم خواهند بود، که نزد خدا پاداشی بزرگ است.///جاودانه در آنند، چرا که نزد خداوند پاداشی بزرگ است‌///همواره و تا ابد در این باغها (و در میان این نعمتها) خواهند بود؛ زیرا پاداش عظیم نزد خداوند است!///جاودانند در آن همیشه همانا خداوند است نزد او پاداشی گران‌///در آن باغ‌ها جاودانه‌اند. تنها خداست که همواره نزد او پاداشی بس بزرگ است. quran_en_fa O ye who believe! take not for protectors your fathers and your brothers if they love infidelity above Faith: if any of you do so, they do wrong. ای اهل ایمان! اگر پدرانتان و برادرانتان کفر را بر ایمان ترجیح دهند، آنان را دوستان و سرپرستان خود مگیرید؛ و کسانی از شما که آنان را دوست و سرپرست خود گیرند، هم اینانند که ستمکارند.///ای اهل ایمان! اگر پدرانتان و برادرانتان کفر را بر ایمان ترجیح دهند، آنان را دوستان و سرپرستان خود مگیرید؛ و کسانی از شما که آنان را دوست و سرپرست خود گیرند، هم اینانند که ستمکارند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، اگر پدران و برادرانتان دوست دارند که کفر را به جاى ایمان برگزینند، آنها را به دوستى مگیرید و هر کس از شما دوستشان بدارد از ستمکاران خواهد بود.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! اگر پدران و برادرانتان کفر را بر ایمان ترجیح دادند [آنها را] به دوستى نگیرید، و هر کس از شما آنها را دوست بگیرد، پس آنان به راستى ستمکارند///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، اگر پدرانتان و برادرانتان کفر را بر ایمان ترجیح دهند [آنان را] به دوستى مگیرید، و هر کس از میان شما آنان را به دوستى گیرد، آنان همان ستمکارانند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! اگر پدران و برادرانتان، کفر را بر ایمان ترجیح دادند ولایت آنان را نپذیرید و کسانی از شما که دوستى و ولایت آنان را بپذیرند، آنان ستمگرانند.///ای اهل ایمان، شما پدران و برادران خود را نباید دوست بگیرید اگر که آنها کفر را بر ایمان بگزینند، و هر کس از شما آنان را دوست گیرد چنین کسانی بی‌شک ستمکارند.///ای مؤمنان پدران و برادرانتان را اگر کفر را از ایمان خوشتر دارند، دوست مگیرید، و هرکس از شما ایشان را دوست گیرد، بدانید که ایشان ستمکارند///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هرگاه پدران و برادران شما، کفر را بر ایمان ترجیح دهند، آنها را ولی (و یار و یاور و تکیه‌گاه) خود قرار ندهید! و کسانی از شما که آنان را ولی خود قرار دهند، ستمگرند!///ای آنان که ایمان آوردید نگیرید پدران خود و برادران خود را دوستانی اگر برگزیدند کفر را بر ایمان و آنکه دوستی کند با ایشان از شما پس آنانند ستمگران‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! اگر پدرانتان و برادران‌تان کفر را علیه ایمان به دوستی برگزیدند (آنان را) به سرپرستی و دوستی مگیرید، و هر کس از میان شما آنان را سرپرست (خود) گیرد، اینان، (هم) ایشان ستمکارانند. quran_en_fa Say: If it be that your fathers, your sons, your brothers, your mates, or your kindred; the wealth that ye have gained; the commerce in which ye fear a decline: or the dwellings in which ye delight - are dearer to you than Allah, or His Messenger, or the striving in His cause;- then wait until Allah brings about His decision: and Allah guides not the rebellious. بگو: اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و خویشانتان و اموالی که فراهم آورده‌اید و تجارتی که از بی رونقی و کسادی اش می‌ترسید و خانه هایی که به آنها دل خوش کرده‌اید، نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راهش محبوب ترند، پس منتظر بمانید تا خدا فرمان عذابش را بیاورد؛ و خدا گروه فاسقان را هدایت نمی‌کند.///بگو: اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و خویشانتان و اموالی که فراهم آورده‌اید و تجارتی که از بی رونقی و کسادی اش می‌ترسید و خانه هایی که به آنها دل خوش کرده‌اید، نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راهش محبوب ترند، پس منتظر بمانید تا خدا فرمان عذابش را بیاورد؛ و خدا گروه فاسقان را هدایت نمی‌کند.///بگو: اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و زنانتان و خویشاوندانتان و اموالى که اندوخته‌اید و تجارتى که از کساد آن بیم دارید، و خانه‌هایى که بدان دلخوش هستید براى شما از خدا و پیامبرش و جهادکردن در راه او دوست داشتنى‌تر است، منتظر باشید تا خدا فرمان خویش بیاورد. و خدا نافرمانان را هدایت نخواهد کرد.///بگو: اگر پدران و پسران و برادران و زنان و خویشان شما و اموالى که به دست آورده‌اید و تجارتى که از کسادش بیم دارید و سراهایى که به آن دلخوشید، نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راه او محبوب‌تر است پس منتظر باشید تا خدا حکم خویش را صادر کند، و خداوند ق///بگو: «اگر پدران و پسران و برادران و زنان و خاندان شما و اموالى که گرد آورده‌اید و تجارتى که از کسادش بیمناکید و سراهایى را که خوش مى‌دارید، نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راه وى دوست‌داشتنى‌تر است، پس منتظر باشید تا خدا فرمانش را [به اجرا در] آورد.» و خداوند گروه فاسقان را راهنمایى نمى‌کند.///بگو: «اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و خاندان شما و ثروت‌هایى که جمع کرده‌اید و تجارتى که از کسادى آن بیم دارید و خانه‌هایى که به آنها دلخوش کرده‌اید، نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راه او محبوب‌تر باشد، پس منتظر باشید تا خداوند، فرمان [قهر] خویش را به اجرا درآورد و خداوند، گروه نافرمان را هدایت نمى‌کند.»///(ای رسول ما امت را) بگو که اگر شما پدران و پسران و برادران و زنان و خویشاوندان خود و اموالی که جمع آورده‌اید و مال‌التجاره‌ای که از کسادی آن بیمناکید و منازلی را که به آن دل خوش داشته‌اید بیش از خدا و رسول و جهاد در راه او دوست می‌دارید منتظر باشید تا خدا امر خود را جاری سازد (و اسلام را بر کفر غالب و فاتح گرداند و شما دنیاطلبان بدکار از فعل خود پشیمان و زیانکار شوید) و خدا فساق و بدکاران را هدایت نخواهد کرد.///بگو اگر پدرانتان و پسرانتان و برادرانتان و همسرانتان و خاندانتان و اموالی که به دست آورده‌اید و تجارتی که از کسادش می‌ترسید، و خانه‌هایی که خوش دارید، در نزد شما از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش عزیزتر است، منتظر باشید تا خداوند فرمانش را به میان آورد، و خداوند نافرمانان را هدایت نمی‌کند///بگو: «اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طایفه شما، و اموالی که به دست آورده‌اید، و تجارتی که از کساد شدنش می‌ترسید، و خانه هائی که به آن علاقه دارید، در نظرتان از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است، در انتظار باشید که خداوند عذابش را بر شما نازل کند؛ و خداوند جمعیت نافرمانبردار را هدایت نمی‌کند!///بگو اگر هستند پدران شما و فرزندان شما و برادران شما و همسران شما و بستگان شما و مالهائی که اندوخته‌اید و سوداگریی که از کسادش ترسید و خانه‌هائی که خوش دارید دوست‌تر بسوی شما از خدا و پیمبرش و جهادی در راهش پس منتظر باشید تا بیارد خدا امر خویش را و هدایت نکند خدا قوم نافرمانان را///بگو: «اگر پدران و برادران و زنان و خاندان شما و اموالی که گرد آوردید و تجارتی را که از کسادش بیمناکید و جایگاه‌هایی را که (آنها را) خوش می‌دارید، نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راهش محبوب‌ترند، پس منتظر باشید تا خدا فرمانش را فرود آورد.» و خدا گروه فاسقان را راهنمایی نمی‌کند. quran_en_fa Assuredly Allah did help you in many battle-fields and on the day of Hunain: Behold! your great numbers elated you, but they availed you naught: the land, for all that it is wide, did constrain you, and ye turned back in retreat. بی تردید خدا شما را در جبهه‌های زیاد و عرصه‌های بسیار یاری کرد و [به ویژه] روز [نبرد] حنین، آن زمان که فزونی افرادتان شما را مغرور و شگفت زده کرد، ولی [فزونی عدد] چیزی از خطر را از شما برطرف نکرد، و زمین با همه وسعت و فراخی اش بر شما تنگ شد، سپس پشت به دشمن از عرصه نبرد گریختید.///بی تردید خدا شما را در جبهه‌های زیاد و عرصه‌های بسیار یاری کرد و [به ویژه] روز [نبرد] حنین، آن زمان که فزونی افرادتان شما را مغرور و شگفت زده کرد، ولی [فزونی عدد] چیزی از خطر را از شما برطرف نکرد، و زمین با همه وسعت و فراخی اش بر شما تنگ شد، سپس پشت به دشمن از عرصه نبرد گریختید.///خدا شما را در بسیارى از جایها یارى کرد. و نیز در روز حنین، آنگاه که انبوهى لشکرتان شما را به شگفت آورده بود ولى براى شما سودى نداشت و زمین با همه فراخیش بر شما تنگ شد و بازگشتید و به دشمن پشت کردید.///همانا خداوند شما [مؤمنان‌] را در موارد بسیارى یارى کرده است و [نیز] در روز حنین، آن هنگام که کثرت جمعیتتان شما را مغرور ساخت ولى از شما مشکلى را رفع نکرد، و زمین با همه فراخى بر شما تنگ آمد، سپس پشت‌کنان گریختید///قطعا خداوند شما را در مواضع بسیارى یارى کرده است، و [نیز] در روز «حنین»؛ آن هنگام که شمار زیادتان شما را به شگفت آورده بود، ولى به هیچ وجه از شما دفع [خطر] نکرد، و زمین با همه فراخى بر شما تنگ گردید، سپس در حالى که پشت [به دشمن‌] کرده بودید برگشتید.///خداوند در مواضع بسیارى شما را یارى کرده است و در روز حنین [نیز شما را یارى کرد]، آن­گاه که فراوانى لشکرتان شما را به غرور و اعجاب واداشت؛ ولى این فزونى نفرات، هیچ سودى براى شما نداشت و زمین با همه‌ى گستردگى‌اش بر شما تنگ آمد، پس شما پشت به دشمن، فرار کردید.///همانا خدا شما مسلمین را در مواقعی بسیار یاری کرد و نیز در جنگ حنین که فریفته و مغرور بسیاری لشکر اسلام شدید و آن لشکر زیاد اصلا به کار شما نیامد و زمین بدان فراخی بر شما تنگ شد تا آنکه همه رو به فرار نهادید.///به راستی خداوند شما را در موارد بسیار و نیز در جنگ حنین یاری کرده است، آنگاه که کثرتتان شما را شاد و شگفت‌زده کرد، ولی هیچ سودی به حال شما نداشت، و زمین با همه گستردگی‌اش، بر شما تنگ آمد، آنگاه [به دشمن‌] پشت کردید [و گریختید]///خداوند شما را در جاهای زیادی یاری کرد (و بر دشمن پیروز شدید)؛ و در روز حنین (نیز یاری نمود)؛ در آن هنگام که فزونی جمعیتتان شما را مغرور ساخت، ولی (این فزونی جمعیت) هیچ به دردتان نخورد و زمین با همه وسعتش بر شما تنگ شده؛ سپس پشت (به دشمن) کرده، فرار نمودید!///همانا یاریتان کرد خدا در جایهائی فراوان و روز حنین هنگامی که به شگفت آورد شما را فزونیتان پس بی نیاز نکرد شما را به چیزی و تنگ شد بر شما زمین با فراخیش سپس برگشتید پشت‌کنندگان‌///خدا همواره شما را در جایگاه‌های بسیاری، به‌راستی یاری کرده است؛ و (نیز) در روز حنین، آن هنگام که شمار زیادتان شما را به شگفت آورده (و مغرور) و خوشحالتان کرده بود. پس (اینها) به هیچ وجه از شما دفع (خطر) نکرد و زمین با همه‌ی فراخیش بر شما تنگ گردیده بود. سپس شما پشت‌کنان (به دشمن) بودید، در حالی که فرار کردید. quran_en_fa But Allah did pour His calm on the Messenger and on the Believers, and sent down forces which ye saw not: He punished the Unbelievers; thus doth He reward those without Faith. آن گاه خدا آرامش خود را [که حالت طمأنینه قلبی است] بر پیامبرش و مؤمنان نازل کرد، و لشکریانی که آنان را نمی‌دیدید [برای یاری مؤمنان] فرود آورد، و کسانی را که کفر می‌ورزیدند، به عذاب سختی مجازات کرد؛ و این است کیفر کفرپیشگان.///آن گاه خدا آرامش خود را [که حالت طمأنینه قلبی است] بر پیامبرش و مؤمنان نازل کرد، و لشکریانی که آنان را نمی‌دیدید [برای یاری مؤمنان] فرود آورد، و کسانی را که کفر می‌ورزیدند، به عذاب سختی مجازات کرد؛ و این است کیفر کفرپیشگان.///آنگاه خدا آرامش خویش را بر پیامبرش و بر مؤمنان نازل کرد و لشکریانى که آنها را نمى‌دیدید فرو فرستاد و کافران را عذاب کرد، و این است کیفر کافران.///آن‌گاه خداوند آرامش خویش را بر فرستاده‌ى خود و بر مؤمنان نازل کرد، و سپاهى فرو فرستاد که آنها را نمى‌دیدید، و کافران را عذاب کرد، و سزاى کافران همین است///آنگاه خدا آرامش خود را بر فرستاده خود و بر مؤمنان فرود آورد، و سپاهیانى فرو فرستاد که آنها را نمى‌دیدید، و کسانى را که کفر ورزیدند عذاب کرد، و سزاى کافران همین بود.///سپس خداوند، آرامش خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان فروفرستاد و سپاهیانى فرستاد که شما آنان را ندیدید و کافران را عذاب کرد و این، کیفر کافران است.///آن‌گاه خدا وقار و سکینه خود را (یعنی شکوه و سطوت و جلال ربانی را) بر رسول خود و بر مؤمنان نازل فرمود و لشکرهایی (از فرشتگان) که شما نمی‌دیدید (به مدد شما) فرستاد و کافران را (پس از آنکه غالب و قاهر بودند) به عذاب و ذلت افکند، و این است کیفر کافران.///سپس خداوند آرامش خویش را بر پیامبرش و بر مؤمنان نازل کرد و سپاهیانی که شما نمی‌دیدید [به کمک شما] فرو فرستاد و کافران را به رنج و عذاب انداخت، و کیفر کافران این چنین است‌///سپس خداوند «سکینه» خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان نازل کرد؛ و لشکرهایی فرستاد که شما نمی‌دیدید؛ و کافران را مجازات کرد؛ و این است جزای کافران!///پس فرستاد خدا آرامش خود را بر پیمبرش و بر مؤمنان و فرستاد لشکرهائی که ندیدید آنها را و عذاب کرد آنان را که کفر ورزیدند و این است پاداش کافران‌///سپس خدا آرامش (ویژه‌ای از) خود بر فرستاده‌اش و بر مؤمنان فرستاد و سپاهیانی (هم) فروفرستاد (که) آنها را نمی‌دیدید و کسانی را که کفر ورزیدند عذاب کرد و این (همان) سزای کافران بود. quran_en_fa Again will Allah, after this, turn (in mercy) to whom He will: for Allah is Oft-forgiving, Most Merciful. سپس خدا بعد از این [گناه بزرگ که فرار از جنگ است] توبه هر کس را که بخواهد می‌پذیرد؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///سپس خدا بعد از این [گناه بزرگ که فرار از جنگ است] توبه هر کس را که بخواهد می‌پذیرد؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///از آن پس خدا توبه هر کس را که بخواهد مى‌پذیرد، که آمرزنده و مهربان است.///سپس خدا بعد از آن [واقعه‌] توبه هر کس را که بخواهد مى‌پذیرد، و خداوند آمرزنده‌ى مهربان است///سپس خدا بعد از این [واقعه‌] توبه هر کس را بخواهد مى‌پذیرد، و خدا آمرزنده مهربان است.///سپس خداوند بعد از آن، لطف خود را به هر که بخواهد، برمى‌گرداند. [و توبه‌ى فراریان را مى‌پذیرد.] و خداوند، آمرزنده و مهربان است.///آن‌گاه خدا بعد از آن واقعه (جنگ حنین) از سر تقصیر هر که می‌خواهد (از مؤمنانی که فرار کرده هر که توبه نمود، و از کافران هر که ایمان آورد) در می‌گذرد و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.///سپس خداوند از هرکس که بخواهد درمی‌گذرد و خداوند آمرزگار مهربان است‌///سپس خداوند -بعد از آن- توبه هر کس را بخواهد (و شایسته بداند)، می‌پذیرد؛ و خداوند آمرزنده و مهربان است.///سپس توبه کند خدا پس از آن بر هر که خواهد و خدا است آمرزنده مهربان‌///سپس خدا پس از این (واقعه) به هرکس بخواهد بازگشت می‌کند. و خدا بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa O ye who believe! Truly the Pagans are unclean; so let them not, after this year of theirs, approach the Sacred Mosque. And if ye fear poverty, soon will Allah enrich you, if He wills, out of His bounty, for Allah is All-knowing, All-wise. ای اهل ایمان! جز این نیست که مشرکان پلیدند؛ پس نباید بعد از امسال به مسجدالحرام نزدیک شوند؛ و اگر [به سبب قطع رابطه با آنان و تعطیل شدن داد و ستد با ایشان] از بی نوایی و تنگدستی می‌ترسید، خدا اگر بخواهد شما را از فضل و احسانش بی نیاز می‌کند؛ یقینا خدا دانا و حکیم است.///ای اهل ایمان! جز این نیست که مشرکان پلیدند؛ پس نباید بعد از امسال به مسجدالحرام نزدیک شوند؛ و اگر [به سبب قطع رابطه با آنان و تعطیل شدن داد و ستد با ایشان] از بی نوایی و تنگدستی می‌ترسید، خدا اگر بخواهد شما را از فضل و احسانش بی نیاز می‌کند؛ یقینا خدا دانا و حکیم است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، مشرکان نجسند و از سال بعد نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند. و اگر از بینوایى مى‌ترسید، خدا اگر بخواهد به فضل خویش بى‌نیازتان خواهد کرد. زیرا خدا دانا و حکیم است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! حق این است که مشرکان ناپاکند، پس نباید از سال آینده به مسجد الحرام نزدیک شوند، و اگر [در این قطع رابطه‌] از تنگدستى بیم دارید، اگر خدا بخواهد زودا که از فضل خویش بى‌نیازتان کند که خداوند داناى حکیم است///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، حقیقت این است که مشرکان ناپاکند، پس نباید از سال آینده به مسجدالحرام نزدیک شوند، و اگر [در این قطع رابطه‌] از فقر بیمناکید، پس به زودى خدا -اگر بخواهد- شما را به فضل خویش بى‌نیاز مى‌گرداند، که خدا داناى حکیم است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! قطعا مشرکان، پلید و ناپاکند. پس بعد از این سال نباید به مسجدالحرام نزدیک شوند و اگر [به خاطر راندن کفار و قطع داد و ستد،] از فقر و تنگدستى مى‌ترسید، پس به زودى خداوند اگر بخواهد، از فضل خویش شما را بى‌نیاز خواهد کرد. قطعا خداوند آگاه و حکیم است.///ای کسانی که ایمان آورده‌اید، محققا بدانید که مشرکان نجس و پلیدند و بعد از این سال (که عهدشان به پایان می‌رسد) نباید قدم به مسجد الحرام گذارند و اگر (در اثر دور شدن تجارت و ثروت آنها از شما) از فقر می‌ترسید خدا اگر بخواهد شما را به فضل خود (از خلق و از مشرکان) بی‌نیاز خواهد کرد، که خدا دانا و در کمال عنایت و حکمت است.///ای مؤمنان همانا مشرکان پلیدند، لذا نباید پس از امسالشان به مسجدالحرام نزدیک شوند، و اگر از [رکود تجارت و] تنگدستی می‌ترسید، زودا که خداوند، اگر بخواهد شما را از فضل خویش توانگر گرداند، که خداوند دانای فرزانه است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! مشرکان ناپاکند؛ پس نباید بعد از امسال، نزدیک مسجد الحرام شوند! و اگر از فقر می‌ترسید، خداوند هرگاه بخواهد، شما را به کرمش بی‌نیاز می‌سازد؛ (و از راه دیگر جبران می‌کند؛) خداوند دانا و حکیم است.///ای آنان که ایمان آوردید جز این نیست که مشرکان پلیدند پس نزدیک نشوند مسجد حرام را پس از سالشان این (امسال) و اگر ترسیدید از سنگینی هزینه بزودی بی‌نیازتان گرداند خدا از فضل خود اگر خواهد همانا خداوند است دانای حکیم‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! بت‌پرستان تنها (از نظر عقیده و اعمالشان) ناپاکند، پس نباید از سال آینده به مسجدالحرام نزدیک شوند و اگر (در این قطع رابطه) از فقر بیمناکید، اگر خدا بخواهد در آینده‌ای شما را به فضل خویش بی‌نیاز می‌گرداند. خدا همواره بسی دانای حکیم است. quran_en_fa Fight those who believe not in Allah nor the Last Day, nor hold that forbidden which hath been forbidden by Allah and His Messenger, nor acknowledge the religion of Truth, (even if they are) of the People of the Book, until they pay the Jizya with willing submission, and feel themselves subdued. با کسانی از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمی‌آورند، و آنچه را خدا و پیامبرش حرام کرده‌اند، حرام نمی‌شمارند، و دین حق را نمی‌پذیرند، بجنگید تا با دست خود در حالی که [نسبت به احکام دولت اسلامی] متواضع و فروتن اند، جزیه بپردازند.///با کسانی از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمی‌آورند، و آنچه را خدا و پیامبرش حرام کرده‌اند، حرام نمی‌شمارند، و دین حق را نمی‌پذیرند، بجنگید تا با دست خود در حالی که [نسبت به احکام دولت اسلامی] متواضع و فروتن اند، جزیه بپردازند.///با کسانى از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمى‌آورند و چیزهایى را که خدا و پیامبرش حرام کرده است بر خود حرام نمى‌کنند و دین حق را نمى‌پذیرند جنگ کنید، تا آنگاه که به دست خود در عین مذلت جزیه بدهند.///با کسانى [از اهل کتاب‌] که به خدا و روز واپسین ایمان نمى‌آورند و آنچه را خدا و رسولش حرام کرده، حرمت نمى‌دارند و به دین حق نمى‌گرایند، کارزار کنید، تا زمانى که به دست [خود] خاکسارانه جزیه دهند///با کسانى از اهل کتاب که به خدا و روز بازپسین ایمان نمى‌آورند، و آنچه را خدا و فرستاده‌اش حرام گردانیده‌اند حرام نمى‌دارند و متدین به دین حق نمى‌گردند، کارزار کنید، تا با [کمال‌] خوارى به دست خود جزیه دهند.///با کسانى از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمى‌آورند و آنچه را خدا و رسولش حرام کرده‌اند، حرام نمى‌شمرند و به دین حق گردن نمى‌نهند، بجنگید، تا با خوارى و ذلت، به دست خود جزیه بپردازند.///(ای اهل ایمان) با هر که از اهل کتاب (یهود و نصاری) که ایمان به خدا و روز قیامت نیاورده و آنچه را خدا و رسولش حرام کرده حرام نمی‌دانند و به دین حق (و آیین اسلام) نمی‌گروند قتال و کارزار کنید تا آن‌گاه که با دست خود با ذلت و تواضع جزیه دهند.///با اهل کتابی که به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند و حرام داشته خدا و پیامبرش را حرام نمی‌گیرند و دین حق نمی‌ورزند، کارزار کنید تا به دست خویش و خاکسارانه جزیه بپردازند///با کسانی از اهل کتاب که نه به خدا، و نه به روز جزا ایمان دارند، و نه آنچه را خدا و رسولش تحریم کرده حرام می‌شمرند، و نه آیین حق را می‌پذیرند، پیکار کنید تا زمانی که با خضوع و تسلیم، جزیه را به دست خود بپردازند!///بکشید آنان را که ایمان نیارند به خدا و روز آخر و حرام ندارند آنچه را که حرام کرده است خدا و رسولش و نمی‌گروند به کیش حق از آنان که داده شدند کتاب را تا جزیه پردازند از دسترنج خود (با دست خود یا به جای خود) و ایشانند سرافکندگان‌///با کسانی از اهل کتاب که به خدا و روز بازپسین ایمان نمی‌آورند و آنچه را خدا و فرستاده‌اش حرام کرده حرام نمی‌دارند و به دین حق نمی‌گروند، کشتار کنید، تا به دست خود در حال کوچک‌منشی جزیه دهند. quran_en_fa The Jews call 'Uzair a son of Allah, and the Christians call Christ the son of Allah. That is a saying from their mouth; (in this) they but imitate what the unbelievers of old used to say. Allah's curse be on them: how they are deluded away from the Truth! و یهود گفتند: عزیر، پسر خداست. و نصاری گفتند: مسیح، پسر خداست. این گفتاری [بی دلیل و برهان] است که به زبان می‌آورند، و به گفتار کسانی که پیش از این [به حقایق] کفر ورزیدند، شباهت دارد؛ خدا آنان را نابود کند، چگونه [از حق به باطل] منحرف می‌شوند.///و یهود گفتند: عزیر، پسر خداست. و نصاری گفتند: مسیح، پسر خداست. این گفتاری [بی دلیل و برهان] است که به زبان می‌آورند، و به گفتار کسانی که پیش از این [به حقایق] کفر ورزیدند، شباهت دارد؛ خدا آنان را نابود کند، چگونه [از حق به باطل] منحرف می‌شوند.///یهود گفتند که عزیر پسر خداست، و نصارى گفتند که عیسى پسر خداست. این سخن که مى‌گویند همانند گفتار کسانى است که پیش از این کافر بودند. خدا بکشدشان. چگونه از حق منحرفشان مى‌کنند؟///و یهود گفتند: عزیر پسر خداست، و نصارا گفتند: مسیح پسر خداست. این سخن [باطلى‌] است که بر زبان مى‌آورند و به گفتار کسانى که پیش از این کافر شدند شباهت دارد. خدا بکشدشان، به کجا منحرف مى‌شوند///و یهود گفتند: «عزیر، پسر خداست.» و نصارى گفتند: «مسیح، پسر خداست.» این سخنى است [باطل‌] که به زبان مى‌آورند، و به گفتار کسانى که پیش از این کافر شده‌اند شباهت دارد. خدا آنان را بکشد؛ چگونه [از حق‌] بازگردانده مى‌شوند؟///و یهودیان مى‌گفتند: «عزیر، پسر خداست!» و نصارا مى‌گفتند: «مسیح، پسر خداست!» این سخنى است که به زبانشان مى‌آورند و به گفتار کسانى که پیش از این کافر شده‌اند، شباهت دارد [که مى‌گفتند: فرشتگان دختران خدا هستند]. خدا آنان را بکشد، چگونه [از حق] روی‌گردان مى‌شوند.///و یهود گفتند: عزیر پسر خداست و نصاری گفتند: مسیح پسر خداست! این سخنی است که تنها بر زبان می‌رانند و با گفتار و کیش کافران مشرک پیشین نزدیکی و مشابهت دارند، خدا آنها را هلاک و نابود کند! آنان را (از حق) به کجا می‌گردانند؟!///و یهودیان می‌گویند عزیر پسر خداست و مسیحیان می‌گویند مسیح پسر خداست، این سخنی است [باطل‌] که به زبان می‌آورند و به سخن کافران پیشین تشبه می‌جویند، خداوند بکشدشان چگونه بیراهه می‌روند///یهود گفتند: «عزیر پسر خداست!» و نصاری کفتند: «مسیح پسر خداست!» این سخنی است که با زبان خود می‌گویند، که همانند گفتار کافران پیشین است؛ خدا آنان را بکشد، چگونه از حق انحراف می‌یابند؟!///و گفتند جهودان عزیر فرزند خدا است و گفتند ترسایان مسیح است فرزند خدا این است گفتارشان با دهانهاشان هم آهنگ شوند سخن آنان را که کفر ورزیدند از پیش بکشدشان خدا کجا به دروغ رانده می‌شوند///و یهودیان گفتند: «عزیر، پسر خداست‌.» و نصرانیان گفتند: «مسیح پسر خداست.» (در) این گفتارشان (که) به دهانهاشان (می‌آورند)، با گفتار کسانی که پیش از این کافر شده‌اند همانندی و هماهنگی دارند. خدا با آنان کشتارکرده. (و) کجا و چگونه (از حق) بازگردانده می‌شوند؟ quran_en_fa They take their priests and their anchorites to be their lords in derogation of Allah, and (they take as their Lord) Christ the son of Mary; yet they were commanded to worship but One Allah: there is no god but He. Praise and glory to Him: (Far is He) from having the partners they associate (with Him). آنان دانشمندان و راهبانشان و مسیح پسر مریم را به جای خدا به خدایی گرفتند؛ در حالی که مأمور نبودند مگر اینکه معبود یگانه را که هیچ معبودی جز او نیست بپرستند؛ منزه و پاک است از آنچه شریک او قرار می‌دهند.///آنان دانشمندان و راهبانشان و مسیح پسر مریم را به جای خدا به خدایی گرفتند؛ در حالی که مأمور نبودند مگر اینکه معبود یگانه را که هیچ معبودی جز او نیست بپرستند؛ منزه و پاک است از آنچه شریک او قرار می‌دهند.///حبرها و راهبان خویش و مسیح پسر مریم را به جاى الله به خدایى گرفتند و حال آنکه مأمور بودند که تنها یک خدا را بپرستند، که هیچ خدایى جز او نیست. منزه است از آنچه شریکش مى‌سازند.///[هم اینان‌] علما و راهبان خود و مسیح پسر مریم را به جاى خدا اربابان خود گرفتند، با آن که دستور داشتند جز خداى یگانه را که معبودى جز او نیست نپرستند. او منزه است از آنچه شریکش مى‌سازند///اینان دانشمندان و راهبان خود و مسیح پسر مریم را به جاى خدا به الوهیت گرفتند، با آنکه مأمور نبودند جز اینکه خدایى یگانه را بپرستند که هیچ معبودى جز او نیست. منزه است او از آنچه [با وى‌] شریک مى‌گردانند.///[اهل کتاب،] دانشمندان و راهبان خود و مسیح فرزند مریم را به جاى خداوند به خدایى گرفتند، در حالى که دستور نداشتند جز خداى یکتا را که معبودى جز او نیست، بپرستند. خداوند از هر چه براى او شریک مى‌پندارند، منزه است.///علماء و راهبان خود را (از نادانی) به مقام ربوبیت شناخته و خدا را نشناختند و نیز مسیح پسر مریم را (که متولد از مادر معین و حادث و مخلوق خداست) به الوهیت گرفتند در صورتی که مأمور نبودند جز آنکه خدای یکتایی را پرستش کنند که جز او خدایی نیست، که منزه و برتر از آن است که با او شریک قرار می‌دهند.///اینان احبار و راهبانشان و مسیح بن مریم را به جای خداوند به خدایی گرفته‌اند، و حال آنکه فرمانی جز این به آنان داده نشده است که خدای یگانه را بپرستند [همان خداوندی‌] که خدایی جز او نیست، [و] منزه است از شریکی که برای او قائل می‌شوند///(آنها) دانشمندان و راهبان خویش را معبودهایی در برابر خدا قرار دادند، و (همچنین) مسیح فرزند مریم را؛ در حالی که دستور نداشتند جز خداوند یکتائی را که معبودی جز او نیست، بپرستند، او پاک و منزه است از آنچه همتایش قرار می‌دهند!///گرفتند کشیشان و دیرنشینان خود را خدایانی جز خدا و مسیح را فرزند مریم حالی که فرمان نشدند جز آنکه پرستش کنند خدائی یگانه را نیست خدائی جز او منزه است از آنچه شرک ورزند///(آنان) دانشمندان یهودیشان و دانشمندان مسیحیشان و (نیز) مسیح پسر مریم را خدایانی غیر از خدا گرفتند، با آنکه امر نشده بودند جز (به اینکه) خدایی یگانه را بپرستند که هیچ معبودی جز او نیست (و) منزه است از آنچه (با وی) شریک می‌گردانند. quran_en_fa Fain would they extinguish Allah's light with their mouths, but Allah will not allow but that His light should be perfected, even though the Unbelievers may detest (it). همواره می‌خواهند نور خدا را با سخنان باطل [و تبلیغات بی پایه] خود خاموش کنند؛ ولی خدا جز اینکه نور خود را کامل کند، نمی‌خواهد، هر چند کافران خوش نداشته باشند.///همواره می‌خواهند نور خدا را با سخنان باطل [و تبلیغات بی پایه] خود خاموش کنند؛ ولی خدا جز اینکه نور خود را کامل کند، نمی‌خواهد، هر چند کافران خوش نداشته باشند.///مى‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند، و خدا جز به کمال‌رساندن نور خود نمى‌خواهد. هر چند کافران را خوش نیاید.///مى‌خواهند نور خدا را با دهان‌هاى خود خاموش کنند ولى خداوند نمى‌گذارد تا این که نور خود را کامل کند و هر چند کافران خوش ندارند///مى‌خواهند نور خدا را با سخنان خویش خاموش کنند، ولى خداوند نمى‌گذارد، تا نور خود را کامل کند، هر چند کافران را خوش نیاید.///مى‌خواهند نور خدا را با دهان‌هایشان خاموش سازند؛ ولى خداوند جز این نمى‌خواهد که نور خود را به کمال برساند، هر چند کفار، ناراحت باشند.///کافران می‌خواهند که نور خدا را با دهانشان (به نفس تیره و گفتار جاهلانه خود) خاموش کنند و خدا نگذارد تا آنکه نور خود را در منتهای ظهور و حد اعلای کمال برساند هر چند کافران ناراضی و مخالف باشند.///می‌خواهند نور الهی را با سخنان خویش خاموش کنند و خداوند جز این نمی‌خواهد که نور خویش را کمال بخشد، ولو کافران ناخوش داشته باشند///آنها می‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند؛ ولی خدا جز این نمی‌خواهد که نور خود را کامل کند، هر چند کافران ناخشنود باشند!///خواهند فرو نشانند پرتو خدا را با دهانهای خود و نخواهد خدا مگر به انجام رساند پرتو خویش را و اگرچه ناخوش دارند کافران‌///می‌خواهند نور خدا را با دهان‌هاشان خاموش کنند، و خدا ابا دارد بجز اینکه نورش را به اتمام رساند، هر چند کافران را بسی ناخوش آید. quran_en_fa It is He Who hath sent His Messenger with guidance and the Religion of Truth, to proclaim it over all religion, even though the Pagans may detest (it). اوست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد، تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند، هر چند مشرکان خوش نداشته باشند.///اوست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد، تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند، هر چند مشرکان خوش نداشته باشند.///او کسى است که پیامبر خود را براى هدایت مردم فرستاد، با دینى درست و بر حق، تا او را بر همه دینها پیروز گرداند، هر چند مشرکان را خوش نیاید.///او کسى است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر هر چه دین است پیروز گرداند، هر چند مشرکان خوش ندارند///او کسى است که پیامبرش را با هدایت و دین درست، فرستاد تا آن را بر هر چه دین است پیروز گرداند، هر چند مشرکان خوش نداشته باشند.///او کسى است که پیامبر خود را با هدایت و دین حق فرستاد، تا آن را بر همه‌ى دین‌ها پیروز گرداند، هر چند مشرکان ناراحت باشند.///اوست خدایی که رسول خود را به هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان عالم تسلط و برتری دهد هر چند مشرکان ناراضی و مخالف باشند.///او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاده است، تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند ولو آنکه مشرکان ناخوش داشته باشند///او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‌ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!///اوست آنکه فرستاد رسولش را به هدایت و دین حق تا چیره گرداندش بر کیشها همگی و هرچند نپسندند مشرکان‌///اوست کسی که پیامبرش را با هدایت و طاعت پای برجا فرستاد، تا دینش را بر هر چه دین است پیروز گرداند، هر چند مشرکان را بسی ناخوش آید. quran_en_fa O ye who believe! there are indeed many among the priests and anchorites, who in Falsehood devour the substance of men and hinder (them) from the way of Allah. And there are those who bury gold and silver and spend it not in the way of Allah: announce unto them a most grievous penalty- ای اهل ایمان! یقینا بسیاری از عالمان یهود و راهبان، اموال مردم را به باطل [و به صورتی نامشروع] می‌خورند و همواره [مردم را] از راه خدا بازمی دارند؛ و کسانی را که طلا و نقره می‌اندوزند و آن را در راه خدا هزینه نمی‌کنند، به عذاب دردناکی مژده ده.///ای اهل ایمان! یقینا بسیاری از عالمان یهود و راهبان، اموال مردم را به باطل [و به صورتی نامشروع] می‌خورند و همواره [مردم را] از راه خدا بازمی دارند؛ و کسانی را که طلا و نقره می‌اندوزند و آن را در راه خدا هزینه نمی‌کنند، به عذاب دردناکی مژده ده.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، بسیارى از حبرها و راهبان اموال مردم را به ناشایست مى‌خورند و دیگران را از راه خدا باز مى‌دارند. و کسانى را که زر و سیم مى‌اندوزند و در راه خدا انفاقش نمى‌کنند، به عذابى دردآور بشارت ده؛///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! بسیارى از علماى یهود و راهبان قطعا اموال مردم را به ناحق مى‌خورند و [آنان را] از راه خدا باز مى‌دارند. و کسانى را که زر و سیم مى‌اندوزند و در راه خدا انفاق نمى‌کنند، به عذابى دردناک نویدشان ده///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، بسیارى از دانشمندان یهود و راهبان، اموال مردم را به ناروا مى‌خورند، و [آنان را] از راه خدا باز مى‌دارند، و کسانى که زر و سیم را گنجینه مى‌کنند و آن را در راه خدا هزینه نمى‌کنند، ایشان را از عذابى دردناک خبر ده.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! بسیارى از دانشمندان و راهبان، اموال مردم را به ناحق مى‌خورند و آنان را از راه خدا بازمى‌دارند و کسانى که طلا و نقره مى‌اندوزند و آن را در راه خدا انفاق نمى‌کنند، آنان را به عذابى دردناک، بشارت بده!///ای اهل ایمان، بسیاری از علماء و راهبان (یهود و نصاری) اموال مردم را به باطل طعمه خود می‌کنند و (خلق را) از راه خدا منع می‌کنند و کسانی که طلا و نقره را گنجینه و ذخیره می‌کنند و در راه خدا انفاق نمی‌کنند آنها را به عذابی دردناک بشارت ده.///ای مؤمنان بدانید که بسیاری از احبار و راهبان، اموال مردم را به ناحق می‌خورند و [مردمان را] از راه خدا باز می‌دارند، و کسانی که زر و سیم می‌اندوزند و آن را در راه خدا خرج نمی‌کنند، ایشان را از عذابی دردناک خبر ده‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بسیاری از دانشمندان (اهل کتاب) و راهبان، اموال مردم را بباطل می‌خورند، و (آنان را) از راه خدا بازمی‌دارند! و کسانی که طلا و نقره را گنجینه (و ذخیره و پنهان) می‌سازند، و در راه خدا انفاق نمی‌کنند، به مجازات دردناکی بشارت ده!///ای آنان که ایمان آوردید همانا بسی از کشیشان و دیرنشینان می‌خورند اموال مردم را به ناروا و بازمی‌دارند از راه خدا و آنان که می‌اندوزند زر و سیم را و نمی‌دهندش در راه خدا نویدشان ده به عذابی دردناک‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! بسیاری از دانشمندان یهودیان و راهبان نصرانیان همواره اموال مردمان را به ناروا می‌خورند و (خود و دیگران را) از راه خدا باز می‌دارند و کسانی که زر و سیم می‌اندوزند و آنها را در راه خدا انفاق نمی‌کنند، ایشان را به عذابی دردناک نوید ده. quran_en_fa On the Day when heat will be produced out of that (wealth) in the fire of Hell, and with it will be branded their foreheads, their flanks, and their backs, their flanks, and their backs.- "This is the (treasure) which ye buried for yourselves: taste ye, then, the (treasures) ye buried!" روزی که آن اندوخته‌ها را در آتش دوزخ به شدت گرما دهند و پیشانی و پهلو و پشتشان را به آن داغ کنند [و به آنان نهیب زنند] این است ثروتی که برای خود اندوختید، پس کیفر زراندوزی خود را بچشید.///روزی که آن اندوخته‌ها را در آتش دوزخ به شدت گرما دهند و پیشانی و پهلو و پشتشان را به آن داغ کنند [و به آنان نهیب زنند] این است ثروتی که برای خود اندوختید، پس کیفر زراندوزی خود را بچشید.///روزى که در آتش جهنم گداخته شود و پیشانى و پهلو و پشتشان را با آن داغ کنند. این است آن چیزى که براى خود اندوخته بودید. حال طعم اندوخته خویش را بچشید.///روزى که آن را در آتش دوزخ سرخ کنند و پیشانى و پهلو و پشتشان را با آن داغ نهند [و گویند:] این است آنچه براى خود مى‌اندوختید، پس بچشید آنچه را که مى‌اندوختید///روزى که آن [گنجینه‌] ها را در آتش دوزخ بگدازند، و پیشانى و پهلو و پشت آنان را با آنها داغ کنند [و گویند:] «این است آنچه براى خود اندوختید، پس [کیفر] آنچه را مى‌اندوختید بچشید.»///روزى که آن [طلاها و نقره‌ها]، در آتش دوزخ گداخته مى‌شود و با آن پیشانى‌ها و پهلوها و پشت‌هاى آنان را داغ مى‌نهند. [فرشتگان عذاب به آنان مى‌گویند:] «این است آنچه براى خود اندوختید [و به محرومان ندادید]، پس [مزه‌ى] آنچه را که مى‌اندوختید، بچشید!»///روزی که آن طلا و نقره ذخائرشان در آتش دوزخ گداخته شود و پیشانی و پشت و پهلوی آنها را به آن داغ کنند (و فرشتگان عذاب به آنها گویند) این است نتیجه آنچه بر خود ذخیره کردید، اکنون بچشید (آتش حسرت و عذاب) همان سیم و زری که اندوخته می‌کردید.///آن روز که آن را در آتش جهنم تافته کنند و پیشانی و پهلو و پشت آنان را با آن داغ بگذارند [به آنان گویند] این همان است که برای خودتان اندوخته بودید، پس [طعم‌] اندوخته‌هایتان را بچشید///در آن روز که آن را در آتش جهنم، گرم و سوزان کرده، و با آن صورتها و پهلوها و پشتهایشان را داغ می‌کنند؛ (و به آنها می‌گویند): این همان چیزی است که برای خود اندوختید (و گنجینه ساختید)! پس بچشید چیزی را که برای خود می‌اندوختید!///روزی که تفتیده شوند در آتش دوزخ پس داغ شود بدانها پیشانیهاشان و پهلوهاشان و پشتهاشان این است آنچه اندوختید برای خویشتن پس بچشید آنچه را بودید می‌اندوختید///روزی که آن اندوخته‌ها در آتش دوزخ بسی داغ شوند، پس پیشانی و پهلو و پشت آنان با آنها تافته گردد (به آنها گویند:) «این است آنچه برای خود اندوختید، پس آنچه را می‌اندوختید بچشید.» quran_en_fa The number of months in the sight of Allah is twelve (in a year)- so ordained by Him the day He created the heavens and the earth; of them four are sacred: that is the straight usage. So wrong not yourselves therein, and fight the Pagans all together as they fight you all together. But know that Allah is with those who restrain themselves. یقینا شماره ماه‌ها در پیشگاه خدا از روزی که آسمان‌ها و زمین را آفریده در کتاب [علم] خدا دوازده ماه است؛ از آنها چهار ماهش ماه حرام است؛ این است حساب استوار و پایدار؛ پس در این چهار ماه [با جنگ و فتنه و خونریزی] بر خود ستم روا مدارید و با همه مشرکان همان گونه که آنان با همه شما می‌جنگند، بجنگید و بدانید خدا با پرهیزکاران است.///یقینا شماره ماه‌ها در پیشگاه خدا از روزی که آسمان‌ها و زمین را آفریده در کتاب [علم] خدا دوازده ماه است؛ از آنها چهار ماهش ماه حرام است؛ این است حساب استوار و پایدار؛ پس در این چهار ماه [با جنگ و فتنه و خونریزی] بر خود ستم روا مدارید و با همه مشرکان همان گونه که آنان با همه شما می‌جنگند، بجنگید و بدانید خدا با پرهیزکاران است.///شمار ماه‌ها در نزد خدا، در کتاب خدا از آن روز که آسمانها و زمین را بیافریده، دوازده است. چهار ماه، ماه‌هاى حرامند. این است شیوه درست. در آن ماه‌ها بر خویشتن ستم مکنید. و همچنان که مشرکان همگى به جنگ شما برخاستند، همگى به جنگ ایشان برخیزید. و بدانید که خدا با پرهیزگاران است.///همانا تعداد ماه‌ها نزد خدا، آن روزى که آسمان‌ها و زمین را بیافرید، در کتاب الهى، دوازده ماه بود، که از آن‌ها چهار ماه حرام است. [و] آیین درست همین است، پس در آن ماه‌ها بر خود ستم نکنید، و [نیز] همان طور که مشرکان جملگى به جنگ با شما بر مى‌خیزند شما ه///در حقیقت، شماره ماه‌ها نزد خدا، از روزى که آسمانها و زمین را آفریده، در کتاب [علم‌] خدا، دوازده ماه است؛ از این [دوازده ماه‌]، چهار ماه، [ماه‌] حرام است. این است آیین استوار، پس در این [چهار ماه] بر خود ستم مکنید، و همگى با مشرکان بجنگید، چنانکه آنان همگى با شما مى‌جنگند، و بدانید که خدا با پرهیزگاران است.///تعداد ماه‌ها نزد خداوند، در کتاب خدا و از روزى که آسمان‌ها و زمین را آفرید، دوازده ماه است، که چهار ماه از آن [جنگ] حرام است. این آیین ثابت و پابرجاست. پس در این ماه‌ها، با جنگ و خون‌ریزى بر خود ستم نکنید و جملگى با همه‌ى مشرکان بجنگید، آن گونه که آنان همگى با شما مى‌جنگند و بدانید که خداوند با پرواپیشگان است.///همانا عدد ماههای سال نزد خدا در کتاب (تکوین و تشریع) خدا دوازده ماه است از آن روزی که خدا آسمان و زمین را بیافرید و از آن دوازده ماه چهار ماه ماههای حرام است (نزد اکثر مفسرین آن چهار ماه ذیقعده و ذیحجه و محرم و رجب است) این است دین استوار و محکم، پس در آن ماهها ظلم و ستم (به جنگ و خونریزی) در حق خود و یکدیگر مکنید و متفقا همه با مشرکان قتال و کارزار کنید چنانکه مشرکان نیز همه متفقا با شما به جنگ و خصومت برمی‌خیزند و بدانید که خدا با اهل تقواست.///بدانید که شمار ماهها نزد خداوند در کتاب الهی [لوح محفوظ از] روزی که آسمانها و زمین را آفریده است، دوازده ماه است، که از آن چهار ماه حرام است، این دین استوار است، پس در مورد آنها بر خود ستم نکنید، و با مشرکان همگی کارزار کنید، همچنانکه آنان هم با شما همگی کارزار می‌کنند و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است‌///تعداد ماه‌ها نزد خداوند در کتاب الهی، از آن روز که آسمانها و زمین را آفریده، دوازده ماه است؛ که چهار ماه از آن، ماه حرام است؛ (و جنگ در آن ممنوع می‌باشد.) این، آیین ثابت و پابرجا (ی الهی) است! بنابر این، در این ماه‌ها به خود ستم نکنید (و از هرگونه خونریزی بپرهیزید)! و (به هنگام نبرد) با مشرکان، دسته جمعی پیکار کنید، همان گونه که آنها دسته جمعی با شما پیکار می‌کنند؛ و بدانید خداوند با پرهیزگاران است!///همانا شماره ماه‌ها نزد خدا دوازده ماه است در کتاب خدا روزی که آفرید آسمانها و زمین را از آنها است چهار ماه حرام این است آئین استوار پس ستم نکنید در آنها خویش را و پیکار کنید مشرکان را همگی چنانکه پیکارتان کنند همگی و بدانید که خدا است با پرهیزکاران‌///همواره، شماره‌ی ماه‌ها نزد خدا- از روزی که آسمان‌ها و زمین را آفرید- در کتاب (علم) خدا دوازده ماه است‌؛ از این‌ها، چهار ماه، حرام [: محترم] است. این است (همان) دین قیام و پابرجای پربها. پس در این چهار ماه بر خود ستم مکنید و با مشرکان در حال بازدارندگی کامل (از گزندشان) کشتار کنید، چنان‌که آنان به حال بازدارندگی از گزندتان با شما کشتار می‌کنند. و بدانید (که) خدا همواره با پرهیزگاران است. quran_en_fa Verily the transposing (of a prohibited month) is an addition to Unbelief: the Unbelievers are led to wrong thereby: for they make it lawful one year, and forbidden another year, in order to adjust the number of months forbidden by Allah and make such forbidden ones lawful. The evil of their course seems pleasing to them. But Allah guideth not those who reject Faith. بی تردید به تأخیر انداختن [حرمت ماهی به ماه دیگر] افزایشی در کفر است؛ [و این بدعتی است که سردمداران کفر] کافران را به سبب آن [نسبت به ماه‌های حرام واقعی] گمراه می‌کنند، یک سال ماه حرام را حلال می‌شمارند و در دیگر سال آن را حرام می‌دانند تا با شماره ماه هایی که خدا حرام کرده هماهنگ و مطابق سازند ولی [در نهایت] آنچه را خدا حرام کرده از پیش خود حلال می‌کنند؛ زشتی کارهایشان در نظرشان آراسته شده و خدا گروه کافران را هدایت نمی‌کند.///بی تردید به تأخیر انداختن [حرمت ماهی به ماه دیگر] افزایشی در کفر است؛ [و این بدعتی است که سردمداران کفر] کافران را به سبب آن [نسبت به ماه‌های حرام واقعی] گمراه می‌کنند، یک سال ماه حرام را حلال می‌شمارند و در دیگر سال آن را حرام می‌دانند تا با شماره ماه هایی که خدا حرام کرده هماهنگ و مطابق سازند ولی [در نهایت] آنچه را خدا حرام کرده از پیش خود حلال می‌کنند؛ زشتی کارهایشان در نظرشان آراسته شده و خدا گروه کافران را هدایت نمی‌کند.///به تأخیرافکندن ماه‌هاى حرام، افزونى در کفر است و موجب گمراهى کافران. آنان یک سال آن ماه را حلال مى‌شمردند و یک سال حرام، تا با آن شمار که خدا حرام کرده است توافق یابند. پس آنچه را که خدا حرام کرده حلال مى‌شمارند. کردار ناپسندشان در نظرشان آراسته گردیده و خدا کافران را هدایت نمى‌کند.///جز این نیست که جابه‌جا کردن [ماه‌هاى حرام‌] افزونى در کفر است که کافران با آن گمراه مى‌شوند، آن را یک سال حلال مى‌شمارند و یک سال حرام مى‌دانند، تا با عده‌ى ماه‌هایى که خدا حرام کرده است برابر کنند، در نتیجه ماهى را که خدا حرام کرده حلال مى‌کنند. زشت///جز این نیست که جابجا کردن [ماههاى حرام‌]، فزونى در کفر است که کافران به وسیله آن گمراه مى‌شوند؛ آن را یکسال حلال مى‌شمارند، و یکسال [دیگر]، آن را حرام مى‌دانند، تا با شماره ماههایى که خدا حرام کرده است موافق سازند، و در نتیجه آنچه را خدا حرام کرده [بر خود] حلال گردانند. زشتى اعمالشان برایشان آراسته شده است، و خدا گروه کافران را هدایت نمى‌کند.///تأخیر [و تغییر ماه‌هاى حرام به ماه‌هاى دیگر،] سبب افزایش در کفر است، که به وسیله‌ی آن کافران گمراه مى‌شوند. [آنها] یک سال [جنگ در ماه‌هاى حرام] را [به سلیقه و تمایل و مصلحت‌اندیشى،] حلال مى‌دانند و یک سال آن را حرام. تا با تعداد ماه‌هایى که خداوند حرام ساخته، مطابق آید. از این رو، آنچه را خدا حرام کرده، حلال مى‌کنند. کارهاى ناپسند آنها، در نظرشان زیبا جلوه یافته است و خداوند کافران را هدایت نمى‌کند.///نسی‌ء (یعنی ماهی را تغییر و تبدیل کردن به ماهی دیگر و حکم ماه حرامی را در هر سه سال، سالی ده روز به ماهی متأخر انداختن که بدعت زمان جاهلیت بود) افزایش در کفر است که کافران را بدان به جهل و گمراهی کشند، سالی ماه حرام را حلال می‌شمرند و سالی دیگر حرام تا بدین وسیله با عده ماههایی که خدا حرام کرده سازگاری و برابری داشته باشند و حرام خدا را حلال گردانند. اعمال زشت آنها در نظرشان زیبا نمود، و خدا هرگز کافران را هدایت نخواهد کرد.///همانا نسئی و [کبیسه کردن سال و تغییر دادن ماه حرام‌] افزایش در کفر است که کافران به آن وسیله به گمراهی کشیده می‌شوند، زیرا در سالی آن [ماه‌] را حلال می‌شمارند و در سالی حرام تا [ظاهرا] با شماره ماههایی که خداوند حرام گردانده است برابر کنند، بالنتیجه حرام الهی را حلال می‌شمارند، بد کرداریهایشان در نظرشان آراسته جلوه یافته است، و خداوند خداشناسان را هدایت نمی‌کند///نسی‌ء [= جا به جا کردن و تأخیر ماه‌های حرام‌]، افزایشی در کفر (مشرکان) است؛ که با آن، کافران گمراه می‌شوند؛ یک سال، آن را حلال، و سال دیگر آن را حرام می‌کنند، تا به مقدار ماه‌هایی که خداوند تحریم کرده بشود (و عدد چهار ماه، به پندارشان تکمیل گردد)؛ و به این ترتیب، آنچه را خدا حرام کرده، حلال بشمرند. اعمال زشتشان در نظرشان زیبا جلوه داده شده؛ و خداوند جمعیت کافران را هدایت نمی‌کند!///جز این نیست که نسی‌ء (فراموشی) افزایش است در کفر گمراه شوند بدان آنان که کفر ورزیدند حلالش شمرند سالی و حرام شمرندش سالی تا پایمال کنند شمار آنچه را حرام کرد خدا پس حلال کنند آنچه را حرام کرد خدا آراسته برای ایشان زشتی کردارشان و خدا هدایت نمی‌کند گروه کافران را///جز این نیست (که) تأخیر انداختن (ماه‌های حرام) فزونی در کفر است که کافران بدان سبب گمراه می‌شوند؛ آن را یک سال حلال می‌شمارند و یک سال (دیگر) آن را حرام می‌کنند تا با شماره‌ی ماه‌هایی که خدا حرام کرده است هماهنگ سازند. پس آنچه را خدا حرام کرده (بر خود) حلال گردانند (و) زشتی اعمالشان برایشان آراسته شده است. و خدا گروه کافران را هدایت نمی‌کند. quran_en_fa O ye who believe! what is the matter with you, that, when ye are asked to go forth in the cause of Allah, ye cling heavily to the earth? Do ye prefer the life of this world to the Hereafter? But little is the comfort of this life, as compared with the Hereafter. ای اهل ایمان! شما را چه عذر و بهانه‌ای است هنگامی که به شما گویند: برای نبرد در راه خدا باشتاب [از شهر و دیارتان] بیرون روید؛ به سستی و کاهلی می‌گرایید [و به دنیا و شهواتش میل می‌کنید؟!] آیا به زندگی دنیا به جای آخرت دل خوش شده‌اید؟ کالای زندگی دنیا در برابر آخرت جز کالایی اندک نیست.///ای اهل ایمان! شما را چه عذر و بهانه‌ای است هنگامی که به شما گویند: برای نبرد در راه خدا باشتاب [از شهر و دیارتان] بیرون روید؛ به سستی و کاهلی می‌گرایید [و به دنیا و شهواتش میل می‌کنید؟!] آیا به زندگی دنیا به جای آخرت دل خوش شده‌اید؟ کالای زندگی دنیا در برابر آخرت جز کالایی اندک نیست.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چیست که چون به شما گویند که براى جنگ در راه خدا بسیج شوید، گویى به زمین مى‌چسبید؟ آیا به جاى زندگى اخروى به زندگى دنیا راضى شده‌اید؟ متاع این دنیا در برابر متاع آخرت جز اندکى هیچ نیست.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! شما را چه شده است که وقتى به شما گفته مى‌شود: در راه خدا بسیج شوید، به زمین مى‌چسبید؟ آیا به جاى آخرت به زندگى دنیا راضى شده‌اید؟ در حالى که زندگى دنیا در برابر آخرت جز اندکى نیست///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، شما را چه شده است که چون به شما گفته مى‌شود: «در راه خدا بسیج شوید» کندى به خرج مى‌دهید؟ آیا به جاى آخرت به زندگى دنیا دل خوش کرده‌اید؟ متاع زندگى دنیا در برابر آخرت، جز اندکى نیست.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! چرا وقتى به شما گفته مى‌شود: «در راه خدا [و براى جهاد] حرکت کنید!» سنگین و زمین‌گیر مى‌شوید؟ آیا به جاى آخرت، به زندگى دنیا راضى شده‌اید؟ پس بدانید بهره‌ى زندگى دنیا در [برابر] آخرت، فقط اندکى است.///ای کسانی که ایمان آورده‌اید، جهت چیست که چون به شما امر شود که برای جهاد در راه خدا بی‌درنگ خارج شوید (چون بار گران) به خاک زمین سخت دل بسته‌اید؟ آیا راضی به زندگانی دنیا عوض آخرت شده‌اید؟ در صورتی که متاع دنیا در پیش عالم آخرت اندکی بیش نیست.///ای مؤمنان چرا هنگامی که به شما گفته می‌شود در راه خدا رهسپار [جهاد] شوید، گرانجانی می‌کنید؟ آیا زندگانی دنیا را به جای آخرت پسندیده‌اید؟ در حالی که متاع زندگانی دنیا در جنب آخرت، بس اندک است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چرا هنگامی که به شما گفته می‌شود: «به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید!» بر زمین سنگینی می‌کنید (و سستی به خرج می‌دهید)؟! آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده‌اید؟! با اینکه متاع زندگی دنیا، در برابر آخرت، جز اندکی نیست!///ای آنان که ایمان آوردید چیست شما را که هرگاه گفته شود به شما بسیج کنید در راه خدا سرگرانی کنید بسوی زمین آیا خوشنود شدید به زندگانی دنیا به جای آخرت همانا نیست بهره زندگانی دنیا در آخرت مگر اندک‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! شما را چه شده؟ هنگامی که به شما گفته شود: «با کوشش در راه خدا (به جنگ‌) رهسپار شوید» سخت زمین‌گیر می‌شوید. آیا به جای آخرت به زندگی دنیا خشنود شده‌اید؟ پس متاع زندگی دنیا، در (برابر) آخرت جز اندکی نیست. quran_en_fa Unless ye go forth, He will punish you with a grievous penalty, and put others in your place; but Him ye would not harm in the least. For Allah hath power over all things. اگر باشتاب بیرون نروید، خدا شما را به عذابی دردناک عذاب می‌کند و گروه دیگری را به جای شما می‌آورد؛ و شما [با نرفتن به میدان نبرد] هیچ زیانی به خدا نمی‌رسانید؛ و خدا بر هر کاری تواناست.///اگر باشتاب بیرون نروید، خدا شما را به عذابی دردناک عذاب می‌کند و گروه دیگری را به جای شما می‌آورد؛ و شما [با نرفتن به میدان نبرد] هیچ زیانی به خدا نمی‌رسانید؛ و خدا بر هر کاری تواناست.///اگر به جنگ بسیج نشوید خدا شما را به شکنجه‌اى دردناک عذاب مى‌کند و قوم دیگرى را به جاى شما برمى گزیند و به خدا نیز زیانى نمى رسانید که خدا بر هر کارى تواناست.///اگر بسیج نشوید، [خدا] شما را به عذابى دردناک مجازات مى‌کند، و گروهى دیگر را به جاى شما مى‌آورد و او را هیچ زیانى نمى‌رسانید، و خدا بر هر چیزى تواناست///اگر بسیج نشوید، [خدا] شما را به عذابى دردناک عذاب مى‌کند، و گروهى دیگر به جاى شما مى‌آورد، و به او زیانى نخواهید رسانید، و خدا بر هر چیزى تواناست.///اگر [به سوى میدان جنگ] نشتابید، خداوند شما را به عذابى دردناک کیفر می‌دهد و گروه دیگرى را جایگزین شما مى‌کند و شما [با ترک جبهه،] ضررى به خدا نمى‌زنید و خداوند بر هر چیزى تواناست.///اگر بیرون نشوید خدا شما را به عذابی دردناک معذب خواهد کرد و قومی دیگر به جای شما برمی‌گمارد و شما به خدا زیانی نمی‌رسانید، و خدا بر هر چیز تواناست.///اگر رهسپار [جهاد] نشوید خداوند دچار عذابی دردناک می‌گرداندتان و به جای شما قوم دیگری پدید می‌آورد و به او زیانی نمی‌رسانید، و خداوند بر هر کاری تواناست‌///اگر (به سوی میدان جهاد) حرکت نکنید، شما را مجازات دردناکی می‌کند، و گروه دیگری غیر از شما را به جای شما قرارمی‌دهد؛ و هیچ زیانی به او نمی‌رسانید؛ و خداوند بر هر چیزی تواناست!///اگر نکوچید عذاب کند شما را عذابی دردناک و برگیرد به جای شما گروهی را جز شما و هرگز زیانش نرسانید به چیزی و خدا است بر هر چیز توانا///اگر (برای نبرد) کوچ نکنید خدا شما را به عذابی دردناک عذابتان می‌کند و گروهی دیگر به جای شما بر می‌گمارد. به خدا هرگز زیانی نتوانید رسانید. و خدا بر هر چیزی تواناست. quran_en_fa If ye help not (your leader), (it is no matter): for Allah did indeed help him, when the Unbelievers drove him out: he had no more than one companion; they two were in the cave, and he said to his companion, "Have no fear, for Allah is with us": then Allah sent down His peace upon him, and strengthened him with forces which ye saw not, and humbled to the depths the word of the Unbelievers. But the word of Allah is exalted to the heights: for Allah is Exalted in might, Wise. اگر پیامبر را یاری ندهید، یقینا خدا او را یاری می‌دهد؛ چنان که او را یاری داد هنگامی که کافران از مکه بیرونش کردند در حالی که یکی از دو تن بود، آن زمان هر دو در غار [ثور نزدیک مکه] بودند، همان زمانی که به همراهش گفت: اندوه به خود راه مده خدا با ماست. پس خدا آرامش خود را [که حالت طمأنینه قلبی است] بر پیامبر نازل کرد، و او را با لشکریانی که شما ندیدید، نیرومند ساخت، و شعار کافران را پست‌تر قرار داد، و شعار خداست که شعار والاتر و برتر است؛ و خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///اگر پیامبر را یاری ندهید، یقینا خدا او را یاری می‌دهد؛ چنان که او را یاری داد هنگامی که کافران از مکه بیرونش کردند در حالی که یکی از دو تن بود، آن زمان هر دو در غار [ثور نزدیک مکه] بودند، همان زمانی که به همراهش گفت: اندوه به خود راه مده خدا با ماست. پس خدا آرامش خود را [که حالت طمأنینه قلبی است] بر پیامبر نازل کرد، و او را با لشکریانی که شما ندیدید، نیرومند ساخت، و شعار کافران را پست‌تر قرار داد، و شعار خداست که شعار والاتر و برتر است؛ و خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///اگر شما یاریش نکنید، آنگاه که کافران بیرونش کردند، خدا یاریش کرد. یکى از آن دو به هنگامى که در غار بودند به رفیقش مى‌گفت: اندوهگین مباش، خدا با ماست. خدا به دلش آرامش بخشید و با لشکرهایى که شما آن را نمى‌دیدید تأییدش کرد. و کلام کافران را پست گردانید، زیرا کلام خدا بالاست و خدا پیروزمند و حکیم است.///اگر او را یارى نکنید، البته خدا یاریش کرد، آن دم که کافران او را [از مکه‌] بیرون کردند [که یک همراه بیشتر نداشت و او] دومین دو نفر بود، آن‌گاه که آنها در غار بودند، وقتى به همراه خود [أبو بکر] مى‌گفت: اندوه مدار که خدا با ماست. پس خدا آرامش خود را ب///اگر او [پیامبر] را یارى نکنید، قطعا خدا او را یارى کرد: هنگامى که کسانى که کفر ورزیدند، او را [از مکه‌] بیرون کردند، و او نفر دوم از دو تن بود، آنگاه که در غار [ثور] بودند، وقتى به همراه خود مى‌گفت: «اندوه مدار که خدا با ماست.» پس خدا آرامش خود را بر او فرو فرستاد، و او را با سپاهیانى که آنها را نمى‌دیدید تأیید کرد، و کلمه کسانى را که کفر ورزیدند پست‌تر گردانید، و کلمه خداست که برتر است، و خدا شکست‌ناپذیر حکیم است.///اگر پیامبر را یارى نکنید، [بدانید] خدا آن زمان که کافران او را [از مکه] بیرون کردند، یاریش کرد. در حالى که او یکی از دو تن بود. زمانى که آن دو در غار [ثور] بودند، [پیامبر] به همراهش [ابوبکر] مى‌گفت: «اندوه مدار که خدا با ماست!» پس خدا، آرامش خویش را بر پیامبر نازل کرد و او را با سپاهیانى که آنها را ندیدید، یارى نمود و سخن و طرح کافران را [که قصد داشتند پیامبر را بکشند،] پست‌تر [و خنثى] قرار داد و کلمه [و اراده] خداوند [براى نصرت پیامبرش،] برتر [و پیروز] است و خداوند توانا و حکیم است.///اگر شما او را (یعنی رسول خدا را) یاری نکنید البته خداوند او را یاری کرد هنگامی که کافران او را که یکی از دو تن بود (از مکه) بیرون کردند، آن‌گاه که در غار بودند (و خدا بر در غار کوه پرده عنکبوتان و آشیانه کبوتران گماشت تا دشمنان که به عزم کشتنش آمده بودند او را نیافتند) و آن‌گاه که او به رفیق و همسفر خود (ابو بکر که پریشان و مضطرب بود) می‌گفت: مترس که خدا با ماست. آن زمان خدا وقار و آرامش خاطر خود را بر او فرستاد و او را به سپاه و لشکرهای غیبی خود که شما آنان را ندیدید مدد فرمود و ندای کافران را پست گردانید و ندای خداست که مقام بلند دارد، و خدا را کمال قدرت و دانایی است.///اگر او [پیامبر] را یاری ندهید، [بدانید که‌] خداوند او را هنگامی که کافران آواره‌اش ساختند، یاری داد، آنگاه که یکی از آن دو به هنگامی که در غار بودند به رفیقش [ابوبکر] گفت نگران مباش که خدا با ماست، آنگاه خداوند آرامش خویش را بر او نازل کرد و به سپاهیانی که نمی‌دیدیدشان یاری داد و [سرانجام‌] آرمان کافران را پست گردانید، و آرمان الهی است که والاست، و خداوند پیروزمند فرزانه است‌///اگر او را یاری نکنید، خداوند او را یاری کرد؛ (و در مشکلترین ساعات، او را تنها نگذاشت؛) آن هنگام که کافران او را (از مکه) بیرون کردند، در حالی که دومین نفر بود (و یک نفر بیشتر همراه نداشت)؛ در آن هنگام که آن دو در غار بودند، و او به همراه خود می‌گفت: «غم مخور، خدا با ماست!» در این موقع، خداوند سکینه (و آرامش) خود را بر او فرستاد؛ و با لشکرهایی که مشاهده نمی‌کردید، او را تقویت نمود؛ و گفتار (و هدف) کافران را پایین قرار داد، (و آنها را با شکست مواجه ساخت؛) و سخن خدا (و آیین او)، بالا (و پیروز) است؛ و خداوند عزیز و حکیم است!///اگر یاریش نکنید همانا خدا یاریش کرد هنگامی که برونش کردند آنان که کفر ورزیدند حالی که دومین دو تن بودند هر دو در غار هنگامی که می‌گفت به یار خود اندوهگین نباش که خدا با ما است پس فرستاد خدا آرامش خویش را بر او و یاریش کرد به لشگرهائی که ندیدیدشان و گردانید سخن آنان را که کفر ورزیدند فرودین و سخن خدا است فرازین و خدا است عزتمند حکیم‌///اگر او [: پیامبر] را یاری نکنید همواره خدا (یش) به‌راستی یاریش کرده‌، چون او را کسانی که کفر ورزیدند (از مکه) برون راندند. وی نفر دوم از دو تن بود، آن‌گاه که این دو در غار (ثور) بودند. وقتی (حضرتش) به همراهش می‌گفت: «اندوه مدار که خدا به‌راستی با ماست.» پس خدا آرامش خود را بر او [: پیامبر و نه بر نفر دیگر] فرو فرستاد و او را با سپاهیانی که آنها را نمی‌دیدید تأیید کرد و کلمه‌ی کسانی را که کفر ورزیدند پست‌ترین (کلمه) گردانید. و کلمه‌ی خداست که (هم) او برترین (کلمه) است و خدا عزیزی حکیم است. quran_en_fa Go ye forth, (whether equipped) lightly or heavily, and strive and struggle, with your goods and your persons, in the cause of Allah. That is best for you, if ye (but) knew. با شتاب با تجهیزات سبک و سنگین [و سواره، پیاده، پیر و جوان به سوی میدان نبرد] بیرون روید، و با اموال و جان هایتان در راه خدا جهاد کنید که اگر دانا [ی به حقایق] باشید این برای شما بهتر است.///با شتاب با تجهیزات سبک و سنگین [و سواره، پیاده، پیر و جوان به سوی میدان نبرد] بیرون روید، و با اموال و جان هایتان در راه خدا جهاد کنید که اگر دانا [ی به حقایق] باشید این برای شما بهتر است.///به جنگ بروید خواه بر شما آسان باشد خواه دشوار، و با مال و جان خویش در راه خدا جهاد کنید. اگر بدانید خیر شما در این است.///سبکبار و گرانبار [براى جهاد] بیرون روید و با مال و جانتان در راه خدا جهاد کنید که این برایتان بهتر است اگر بدانید///سبکبار و گرانبار، بسیج شوید و با مال و جانتان در راه خدا جهاد کنید. اگر بدانید، این براى شما بهتر است.///[به سوى جبهه و جهاد] کوچ کنید، سبک‌بار و سنگین‌بار. [خواه بر شما آسان باشد، خواه دشوار.] و در راه خدا با اموال و جان‌هاى خود جهاد کنید، اگر مى‌دانستید، این براى شما بهتر است.///برای جنگ با کافران، سبکبار و مجهز بیرون شوید و در راه خدا به مال و جان جهاد کنید، این کار شما را بسی بهتر خواهد بود اگر مردمی با فکر و دانش باشید.///چه سبکبار، چه سنگین، روانه شوید و به مال و جانتان در راه خدا جهاد کنید، که اگر بدانید این برایتان بهتر است‌///(همگی به سوی میدان جهاد) حرکت کنید؛ سبکبار باشید یا سنگین بار! و با اموال و جانهای خود، در راه خدا جهاد نمایید؛ این برای شما بهتر است اگر بدانید!///بکوچید سبک و سنگین و پیکار کنید با مالها و جانهای خود در راه خدا این بهتر است برای شما اگر بدانید///سبکباران و گرانباران (به سوی دشمنانتان) کوچ کنید و با مال و جانتان در راه خدا جهاد نمایید. اگر می‌دانسته‌اید، این برای شما خوب (و خوب‌تر) است. quran_en_fa If there had been immediate gain (in sight), and the journey easy, they would (all) without doubt have followed thee, but the distance was long, (and weighed) on them. They would indeed swear by Allah, "If we only could, we should certainly have come out with you": They would destroy their own souls; for Allah doth know that they are certainly lying. اگر [برای مسلمانان سست اراده و منافقان مسلمان نما] غنیمتی [بی رنج و مشقت] در دسترس بود و [راه] سفر [به سوی میدان نبرد] کوتاه و آسان بود، مسلما به دنبال تو می‌آمدند، ولی پیمودن راه طولانی پر مشقت به نظرشان طاقت فرسا آمد، و به زودی به خدا سوگند می‌خورند که اگر توانایی داشتیم یقینا با شما بیرون می‌آمدیم [آنان] خود را [به دروغ و تزویرشان] هلاک می‌کنند و خدا می‌داند که بی تردید آنان دروغگویند.///اگر [برای مسلمانان سست اراده و منافقان مسلمان نما] غنیمتی [بی رنج و مشقت] در دسترس بود و [راه] سفر [به سوی میدان نبرد] کوتاه و آسان بود، مسلما به دنبال تو می‌آمدند، ولی پیمودن راه طولانی پر مشقت به نظرشان طاقت فرسا آمد، و به زودی به خدا سوگند می‌خورند که اگر توانایی داشتیم یقینا با شما بیرون می‌آمدیم [آنان] خود را [به دروغ و تزویرشان] هلاک می‌کنند و خدا می‌داند که بی تردید آنان دروغگویند.///اگر متاعى دست‌یافتنى بود یا سفرى بود نه چندان دراز، از پى تو مى‌آمدند، ولى اکنون که راه دراز شده است پیمودنش را دشوار مى‌انگارند. و به خدا قسم مى‌خورند که اگر مى‌توانستیم همراه شما بیرون مى‌آمدیم. اینان تن به هلاکت مى‌سپارند. خدا مى‌داند که دروغ مى‌گویند.///اگر غنایمى [دست یافتنى و] نزدیک و سفرى کوتاه بود، البته از پى تو مى‌آمدند، ولى راه پر مشقت به نظرشان دور آمد، و زودا که به خدا سوگند خورند که اگر مى‌توانستیم حتما با شما بیرون مى‌آمدیم. خویشتن را هلاک مى‌کنند و خدا مى‌داند که آنها دروغگویند///اگر مالى در دسترس و سفرى [آسان و] کوتاه بود، قطعا از پى تو مى‌آمدند، ولى آن راه پر مشقت بر آنان دور مى‌نماید، و به زودى به خدا سوگند خواهند خورد که اگر مى‌توانستیم حتما با شما بیرون مى‌آمدیم، [با سوگند دروغ‌]، خود را به هلاکت مى‌کشانند و خدا مى‌داند که آنان سخت دروغگویند.///اگر غنیمتى نزدیک و سفرى کوتاه [براى جهاد] بود، قطعا [منافقان] در پى تو مى‌آمدند؛ ولى آن راه بر آنان دور و دشوار آمد [و به این بهانه نمى‌آیند] و به خدا سوگند خواهند خورد که: «اگر مى‌توانستیم، با شما [به جنگ] بیرون مى‌آمدیم!» آنان [با این روش،] خود را هلاک مى‌کنند و خداوند مى‌داند که آنان دروغگویانند.///- (ای رسول) اگر این مردم را برای منفعت آنی و فوری و سفر کوتاه (تفریحی) دعوت کنی البته تو را پیروی خواهند کرد و لیکن این سفر (به تبوک برای جنگ با روم) بر آنان دراز و دشوار آمد، و مؤکد به خدا سوگند می‌خورند که اگر توانایی داشتیم همانا با شما بیرون می‌آمدیم، اینان خود را به دست هلاکت می‌سپارند و خدا می‌داند که آنها به حقیقت دروغ می‌گویند.///اگر سود و ثمری زودیاب و سفری سهل و ساده در پیش بود، از تو پیروی می‌کردند، ولی راه پرمشقت بر ایشان گران آمده است و به خداوند سوگند یاد خواهند کرد که اگر تاب و توان داشتیم، همراه شما رهسپار می‌شدیم، خود را هلاک می‌کنند و خداوند می‌داند که دروغ می‌گویند///(اما گروهی از آنها، چنانند که) اگر غنایمی نزدیک (و در دسترس)، و سفری آسان باشد، (به طمع دنیا) از تو پیروی می‌کنند؛ ولی (اکنون که برای میدان تبوک،) راه بر آنها دور (و پر مشقت) است، (سرباز می‌زنند؛) و بزودی به خدا سوگند یاد می‌کنند که: «اگر توانایی داشتیم، همراه شما حرکت می‌کردیم!» (آنها با این اعمال و این دروغها، در واقع) خود را هلاک می‌کنند؛ و خداوند می‌داند آنها دروغگو هستند!///اگر می‌بود بهره‌ای نزدیک یا سفری هموار همانا پیرویت می‌کردند (از پیت می‌آمدند) لیکن گران آمد بر ایشان رنج و بزودی سوگند یاد کنند به خدا که اگر می‌توانستیم می‌آمدیم با شما خویشتن را تباه کنند و خدا می‌داند که ایشانند دروغگویان‌///اگر حال و مالی (در دسترسشان) و سفری راهور موافق میلشان بود، بی‌چون از پی تو می‌آمدند، ولی آن راه پر مشقت بر آنان دور نمود و به زودی به خدا سوگند خواهند خورد: «اگر می‌توانستیم به‌راستی با شما بیرون می‌آمدیم.» اینان خودهاشان را به هلاکت می‌کشانند و خدا می‌داند که بی‌گمان آنان سخت دروغگویانند. quran_en_fa Allah give thee grace! why didst thou grant them until those who told the truth were seen by thee in a clear light, and thou hadst proved the liars? خدا تو را مورد بخشش و لطف قرار دهد، چرا پیش از آنکه [راستگویی] راستگویان بر تو روشن شود، و دروغگویان را بشناسی [از روی مهر و محبتی که به ایشان داری] به آنان اجازه [ترک جنگ] دادی؟///خدا تو را مورد بخشش و لطف قرار دهد، چرا پیش از آنکه [راستگویی] راستگویان بر تو روشن شود، و دروغگویان را بشناسی [از روی مهر و محبتی که به ایشان داری] به آنان اجازه [ترک جنگ] دادی؟///خدایت عفو کند. چرا به آنان اذن ماندن دادى؟ مى‌بایست آنها که راست مى‌گفتند آشکار شوند و تو دروغگویان را هم بشناسى.///خدا تو را ببخشد، چرا پیش از آن که راستگویان بر تو روشن شوند و دروغگویان را بازشناسى، به آنان اجازه دادى [در جهاد شرکت نکنند]///خدایت ببخشاید، چرا پیش از آنکه [حال‌] راستگویان بر تو روشن شود و دروغگویان را بازشناسى، به آنان اجازه دادى؟///خداوند از تو درگذشت. چرا پیش از آن که [حال] راستگویان بر تو روشن شود و دروغگویان را بشناسى، به آنان اجازه [مرخصى] دادى؟///- (ای رسول) خدا تو را ببخشاید چرا پیش از آنکه دروغگویان از راستگویان بر تو معلوم شوند به آنها اجازه دادی؟ (بهتر آن بود که رخصت در ترک جهاد ندهی تا آن را که به راستی ایمان آورده از آن که دروغ می‌گوید امتحان کنی).///خداوند از تو درگذرد، چرا پیش از آنکه حال راستگویان بر تو معلوم گردد و دروغگویان را بشناسی، به آنان اجازه دادی؟///خداوند تو را بخشید؛ چرا پیش از آنکه راستگویان و دروغگویان را بشناسی، به آنها اجازه دادی؟! (خوب بود صبر می‌کردی، تا هر دو گروه خود را نشان دهند!)///بگذرد خدا از تو چرا بدانان اذن دادی تا پدیدار شود برایت آنان که راست گفتند و بدانی دروغگویان را///خدا از تو درگذشت؛ چرا پیش از آنکه (حال) راستگویان بر تو روشن شود، و دروغگویان را بازشناسی، به آنان اجازه دادی (که به جنگ نروند)؟ quran_en_fa Those who believe in Allah and the Last Day ask thee for no exemption from fighting with their goods and persons. And Allah knoweth well those who do their duty. آنان که به خدا و روز قیامت ایمان دارند از تو برای بازایستادن از جهاد با اموال و جان هایشان اجازه نمی‌خواهند [بلکه در هر شرایطی مشتاقانه به سوی میدان نبرد بیرون می‌روند]؛ و خدا به پرواپیشگان داناست.///آنان که به خدا و روز قیامت ایمان دارند از تو برای بازایستادن از جهاد با اموال و جان هایشان اجازه نمی‌خواهند [بلکه در هر شرایطی مشتاقانه به سوی میدان نبرد بیرون می‌روند]؛ و خدا به پرواپیشگان داناست.///آنان که به خدا و روز قیامت ایمان دارند هرگز براى جهادکردن با مال و جانشان از تو رخصت نمى‌خواهند و خدا پرهیزگاران را مى‌شناسد.///کسانى که به خدا و روز واپسین ایمان دارند، براى جهاد با مال و جانشان از تو رخصت و عذر نمى‌خواهند، و خدا پرهیزکاران را مى‌شناسد///کسانى که به خدا و روز بازپسین ایمان دارند، در جهاد با مال و جانشان از تو عذر و اجازه نمى‌خواهند، و خدا به [حال‌] تقواپیشگان داناست.///آنان که به خدا و روز قیامت ایمان دارند، هرگز براى جهاد کردن با مال و جانشان، از تو مرخصى نمى‌طلبند و خداوند به [حال] پرهیزکاران آگاه است.///-مسلمانانی که به حقیقت به خدا و روز قیامت ایمان دارند از تو رخصت ترک جهاد نخواهند تا به مال و جان خود در راه خدا جهاد کنند، و خدا به احوال متقیان آگاه است.///کسانی که به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند از تو عذر و اجازه نمی‌خواهند [که تن بزنند] از اینکه به مال و جانشان جهاد کنند، و خداوند از پرهیزگاران آگاه است‌///آنها که به خدا و روز جزا ایمان دارند، هیچ گاه برای ترک جهاد (در راه خدا) با اموال و جانهایشان، از تو اجازه نمی‌گیرند؛ و خداوند پرهیزگاران را می‌شناسد.///اذن نخواهند از تو آنان که ایمان آرند به خدا و روز آخر که جهاد کنند با مالها و جانهای خود و خدا است دانا به پرهیزکاران‌///کسانی که به خدا و روز پایانی ایمان می‌آورند، در جهاد با مال و جانشان از تو اجازه نمی‌خواهند. و خدا به (حال) تقواپیشگان داناست. quran_en_fa Only those ask thee for exemption who believe not in Allah and the Last Day, and whose hearts are in doubt, so that they are tossed in their doubts to and fro. فقط کسانی از تو اجازه ترک جهاد می‌خواهند که به خدا و روز قیامت ایمان ندارند و دل هایشان [در انجام فرمان‌های حق] دچار تردید است و همواره در تردیدشان سرگردانند.///فقط کسانی از تو اجازه ترک جهاد می‌خواهند که به خدا و روز قیامت ایمان ندارند و دل هایشان [در انجام فرمان‌های حق] دچار تردید است و همواره در تردیدشان سرگردانند.///کسانى که به خدا و روز قیامت ایمان ندارند و دلهایشان را شک فرا گرفته است و این شک آنها را به تردید افکنده است، از تو رخصت مى‌خواهند.///تنها کسانى از تو رخصت مى‌خواهند که به خدا و روز واپسین ایمان ندارند و دل‌هایشان به شک افتاده و در شک خود سرگردانند///تنها کسانى از تو اجازه مى‌خواهند [به جهاد نروند] که به خدا و روز بازپسین ایمان ندارند و دلهایشان به شک افتاده و در شک خود سرگردانند.///تنها کسانى از تو اجازه مى‌گیرند [به جبهه نروند،] که به خدا و روز قیامت ایمان ندارند و دل‌هایشان مردد گشته است. پس آنان در شک و تردیدشان سرگردانند.///-تنها آنهایی که ایمان به خدا و روز قیامت نیاورده و دلهاشان در شک و ریب است از تو اجازه معافی از جهاد می‌خواهند، و آن منافقان پیوسته در شک و تردید مانده و سرگردانند.///همانا کسانی از تو عذر و اجازه می‌خواهند که به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند و دلهایشان مردد است و در شک و شبهه‌شان سرگشته‌اند///تنها کسانی از تو اجازه (این کار را) می‌گیرند که به خدا و روز جزا ایمان ندارند، و دلهایشان با شک و تردید آمیخته است؛ آنها در تردید خود سرگردانند.///جز این نیست که اذن از تو خواهند آنان که ایمان نیارند به خدا و روز آخر و شک دارد دلهای ایشان پس ایشانند در شک خویش مترددان‌///تنها کسانی از تو اجازه می‌خواهند (به جهاد نروند) که به خدا و روز واپسین ایمان نمی‌آورند و دل‌هایشان بدون هیچ مستندی به شک افتاده‌؛ پس همانان در (ژرفای) شکشان سرگردانند. quran_en_fa If they had intended to come out, they would certainly have made some preparation therefor; but Allah was averse to their being sent forth; so He made them lag behind, and they were told, "Sit ye among those who sit (inactive)." و اگر برای بیرون رفتن [به سوی میدان نبرد] تصمیم جدی داشتند، مسلما برای آن ساز و برگ آماده می‌کردند، ولی خدا [به سبب سستی اراده و نفاقشان] برانگیختن آنان را [به سوی میدان نبرد] خوش نداشت، پس آنان را از حرکت بازداشت، و [انگار به آنان] گفته شد: با نشستگان [در خانه‌ها که به علتی معذور از جنگند] بنشینید.///و اگر برای بیرون رفتن [به سوی میدان نبرد] تصمیم جدی داشتند، مسلما برای آن ساز و برگ آماده می‌کردند، ولی خدا [به سبب سستی اراده و نفاقشان] برانگیختن آنان را [به سوی میدان نبرد] خوش نداشت، پس آنان را از حرکت بازداشت، و [انگار به آنان] گفته شد: با نشستگان [در خانه‌ها که به علتی معذور از جنگند] بنشینید.///اگر مى‌خواستند که به جنگ بیرون شوند براى خویش ساز و برگى آماده کرده بودند، ولى خدا بسیج آنان را ناخوش داشت و از جنگشان باز داشت و به ایشان گفته شد که همراه کسانى که باید در خانه بنشینند در خانه بنشینید.///و اگر آنها عزم بیرون رفتن داشتند، قطعا براى آن ساز و برگى تدارک مى‌دیدند، ولى خداوند بسیج شدن آنها را خوش نداشت پس آنها را [با سلب توفیق‌] بازداشت و [به آنها] گفته شد: با نشستگان بنشینید///و اگر [به راستى‌] اراده بیرون رفتن داشتند، قطعا براى آن ساز و برگى تدارک مى‌دیدند، ولى خداوند راه‌افتادن آنان را خوش نداشت، پس ایشان را منصرف گردانید و [به آنان‌] گفته شد: «با ماندگان بمانید.»///[منافقان،] اگر تصمیم جدى بر رفتن [به جبهه] داشتند، ساز و برگ جهاد آماده مى‌کردند ولى خداوند، انگیزه و بسیج آنان را [به خاطر کوردلى و نالایقى،] خوش نداشت و آنان را [از رفتن به جبهه] بازداشت و به آنان گفته شد: «همنشین خانه‌نشینان، [کودکان و سالمندان و بیماران] باشید!»///-و اگر آنان قصد سفر جهاد داشتند درست مهیای آن می‌شدند لیکن خدا هم از برانگیختن آنها کراهت داشت پس آنها را باز داشت و حکم شد (که‌ای منافقان نالایق) شما هم با معذوران (کور عاجز در خانه خود) بنشینید.///و اگر اینان به راستی عزم رهسپاری داشتند، برای آن تهیه و تدارکی می‌دیدند، ولی خداوند انگیزش آنان را خوش نداشت، لذا بی‌تصمیمشان گذاشت و [به ایشان‌] گفته شد همنشین خانه‌نشینان باشید///اگر آنها (راست می‌گفتند، و) اراده داشتند که (بسوی میدان جهاد) خارج شوند، وسیله‌ای برای آن فراهم می‌ساختند! ولی خدا از حرکت آنها کراهت داشت؛ از این رو (توفیقش را از آنان سلب کرد؛ و) آنها را (از جهاد) باز داشت؛ و به آنان گفته شد: «با «قاعدین» [= کودکان و پیران و بیماران‌] بنشینید!»///و اگر می‌خواستند برون آمدن را هر آینه مهیا می‌کردند برایش تهیه‌ای و لیکن خوش نداشت خدا جنبش آنان را پس بازنشاندشان و گفته شد بازنشینید با بازنشستگان‌///و اگر (برای جهاد) اراده‌ی بیرون رفتن داشتند، بی‌گمان برای آن ساز و برگی تدارک می‌دیدند، ولی خدا (این) انگیزششان را بسی ناپسند داشت. پس ایشان را زمین‌گیر کرد و (به آنان) گفته شد: «با درماندگان و ناتوانان (همچنان) بمانید.» quran_en_fa If they had come out with you, they would not have added to your (strength) but only (made for) disorder, hurrying to and fro in your midst and sowing sedition among you, and there would have been some among you who would have listened to them. But Allah knoweth well those who do wrong. اگر [هم] با شما بیرون می‌آمدند، جز شر و فساد به شما نمی‌افزودند و مسلما خود را برای سخن چینی [و نمامی] در میان شما قرار می‌دادند تا [برای از هم گسستن شیرازه سپاه اسلام] فتنه جویی کنند و در میان شما جاسوسانی برای آنان هستند [که به نفعشان خبرچینی می‌کنند]؛ و خدا به ستمکاران داناست.///اگر [هم] با شما بیرون می‌آمدند، جز شر و فساد به شما نمی‌افزودند و مسلما خود را برای سخن چینی [و نمامی] در میان شما قرار می‌دادند تا [برای از هم گسستن شیرازه سپاه اسلام] فتنه جویی کنند و در میان شما جاسوسانی برای آنان هستند [که به نفعشان خبرچینی می‌کنند]؛ و خدا به ستمکاران داناست.///اگر با شما به جنگ بیرون آمده بودند، چیزى جز اضطراب به شما نمى‌افزودند، و تا فتنه‌انگیزى کنند و براى دشمنان به جاسوسى پردازند در میان شما رخنه مى‌کردند، و خدا به ستمکاران آگاه است.///اگر با شما بیرون آمده بودند جز تردید و تباهى در کارتان نمى‌افزودند، و در بین شما رخنه مى‌کردند تفرقه و فتنه مى‌انداختند، و در میان شما براى خود جاسوسانى دارند، و خداوند به [حال‌] ستمکاران آگاه است///اگر با شما بیرون آمده بودند جز فساد براى شما نمى‌افزودند، و به سرعت خود را میان شما مى‌انداختند و در حق شما فتنه‌جویى مى‌کردند، و در میان شما جاسوسانى دارند [که‌] به نفع آنان [اقدام مى‌کنند]، و خدا به [حال‌] ستمکاران داناست.///اگر [منافقان] همراه شما به جنگ بیرون آمده بودند، جز فساد، [تردید و اضطراب، چیزى‌] بر شما نمى‌افزودند و به سرعت در میان شما رخنه مى‌کردند تا فتنه پدید آورند و در میان شما کسانى هستند [تأثیرپذیر که] به سخنان آنان گوش و دل مى‌سپارند و خداوند به حال ستمگران آگاه است.///-اگر این منافق مردم هم در میان شما مؤمنان بیرون می‌آمدند جز خیانت و مکر در سپاه شما چیزی نمی‌افزودند و هر چه می‌توانستند در کار شما اخلال و خرابی می‌کردند، برای شما از هر سو در جستجوی فتنه برمی‌آمدند، و هم در میان لشکر شما از آنان جاسوسهایی وجود دارد، و خدا به احوال ظالمان داناست.///اگر همراه شما رهسپار می‌شدند جز فتنه و فساد برای شما به بار نمی‌آوردند و در بین شما رخنه می‌کردند و در حق شما فتنه جویی می‌کردند، و در میان شما جاسوسانی دارند، و خداوند به [احوال‌] ستمگران آگاه است‌///اگر آنها همراه شما (بسوی میدان جهاد) خارج می‌شدند، جز اضطراب و تردید، چیزی بر شما نمی‌افزودند؛ و بسرعت در بین شما به فتنه‌انگیزی (و ایجاد تفرقه و نفاق) می‌پرداختند؛ و در میان شما، افرادی (سست و ضعیف) هستند که به سخنان آنها کاملا گوش فرامی‌دهند؛ و خداوند، ظالمان را می‌شناسد.///اگر برون می‌آمدند در شما نمی‌افزودند شما را جز گسیختگی و همانا می‌گشتند میان شما تا فتنه برای شما جویند و در شما است شنوندگانی برای آنان و خدا دانا است به ستمگران‌///اگر با شما بیرون آمده بودند، جز فساد و دگرگونی و نابسامانی را برای شما نمی‌‌افزودند و به سرعت (افساد جنگی) خود را میان شما می‌انداختند، که شما را به فتنه (‌ی جنگی) می‌طلبیدند و حال آنکه در میانتان جاسوسانی بس شنوای فتنه دارند (که به نفع آنان اقدام می‌کنند). و خدا به (حال) ستمکاران داناست. quran_en_fa Indeed they had plotted sedition before, and upset matters for thee, until,- the Truth arrived, and the Decree of Allah became manifest much to their disgust. قطعا پیش از این هم فتنه جویی می‌کردند و امور را بر تو وارونه و دگرگون می‌ساختند، تا آنکه [یاری] حق آمد و فرمان خدا [که تحقق پیروزی و موفقیت شماست] آشکار شد، در حالی که آنان خوش نداشتند.///قطعا پیش از این هم فتنه جویی می‌کردند و امور را بر تو وارونه و دگرگون می‌ساختند، تا آنکه [یاری] حق آمد و فرمان خدا [که تحقق پیروزی و موفقیت شماست] آشکار شد، در حالی که آنان خوش نداشتند.///پیش از این هم فتنه‌گرى مى‌کردند و کارها را براى تو واژگونه جلوه مى‌دادند تا آنگاه که حق فراز آمد و فرمان خداوند آشکار شد، در حالى که از آن کراهت داشتند.///در حقیقت، پیش از این هم فتنه‌جویى کردند و کارها را بر تو آشفته ساختند تا این که حق آمد و امر خدا ظاهر شد، در حالى که آنها کراهت داشتند///در حقیقت، پیش از این [نیز] در صدد فتنه‌جویى برآمدند و کارها را بر تو وارونه ساختند، تا حق آمد و امر خدا آشکار شد، در حالى که آنان ناخشنود بودند.///[منافقان] پیش از این دنبال فتنه‌گرى بودند و کارها را براى تو واژگون جلوه مى‌دادند، تا آن که حق آمد و امر خدا آشکار شد [و پیروز شدید]، اگر چه آنان خوش نداشتند.///از این پیش (در جنگ خندق و احد) هم آنان در صدد فتنه‌گری بودند و کارها را به تو برعکس می‌نمودند تا آن گاه که حق روی آورد و امر خدا آشکار گردید (یعنی اسلام را فتح نصیب کرد) در صورتی که آنها کمال کراهت را داشتند.///به راستی که پیشترها هم فتنه‌جویی می‌کردند و در حق تو بد می‌سگالیدند، تا آنکه حق پدید آمد و امر الهی -با آنکه آنان ناخوش داشتندآشکار شد///آنها پیش از این (نیز) در پی فتنه‌انگیزی بودند، و کارها را بر تو دگرگون ساختند (و به هم ریختند)؛ تا آن که حق فرا رسید، و فرمان خدا آشکار گشت (و پیروز شدید)، در حالی که آنها کراهت داشتند.///همانا فتنه‌جوئی نمودند از پیش و دگرگون کردند برای تو کارها را تا بیامد حق و نمودار شد (پیروز شد) امر خدا و ایشانند ناخوش‌دارندگان‌///همواره، پیش از این (نیز) همانا در صدد فتنه‌جویی برآمدند و کارها را برای تو دگرگون ساختند؛ تا (اینکه‌) حق (به تمام و کمال) آمد، و امر خدا آشکار شد، حال آنکه آنان بسی ناخشنودند. quran_en_fa Among them is (many) a man who says: "Grant me exemption and draw me not into trial." Have they not fallen into trial already? and indeed Hell surrounds the Unbelievers (on all sides). و از منافقان کسانی هستند که می‌گویند: ما را اجازه ترک نبرد ده و به فتنه و گناه دچار مکن. آگاه باش که [آنان با این درخواست ناهنجارشان] به فتنه و گناه افتاده‌اند؛ و یقینا دوزخ بر کافران احاطه دارد.///و از منافقان کسانی هستند که می‌گویند: ما را اجازه ترک نبرد ده و به فتنه و گناه دچار مکن. آگاه باش که [آنان با این درخواست ناهنجارشان] به فتنه و گناه افتاده‌اند؛ و یقینا دوزخ بر کافران احاطه دارد.///بعضى از آنان مى‌گویند: مرا رخصت ده و به گناه مینداز. آگاه باش که اینان خود در گناه افتاده‌اند و جهنم بر کافران احاطه دارد.///و از آنها کسى است که مى‌گوید: مرا اجازه ده [که بمانم‌] و در فتنه‌ام مینداز. آگاه باش که آنان در فتنه افتاده‌اند و بى‌تردید جهنم بر کافران احاطه دارد///و از آنان کسى است که مى‌گوید: «مرا [در ماندن‌] اجازه ده و به فتنه‌ام مینداز.» هش‌دار، که آنان خود به فتنه افتاده‌اند، و بى‌تردید جهنم بر کافران احاطه دارد.///و برخى از آنان مى‌گویند: «به من اجازه بده [به جبهه نیایم] و مرا [به گناه و] فتنه میانداز!» آگاه باشید که اینان در فتنه [و گناه] سقوط کرده‌اند و جهنم، بر کافران احاطه دارد.///و برخی از آن مردم منافق با تو گویند که به ما در جهاد اجازه معافی ده و ما را در آتش فتنه (و گناه نافرمانی) میفکن، آگاه باش که آنها خود به فتنه و امتحان در افتادند و همانا دوزخ به آن کافران احاطه دارد.///و از ایشان کسی هست که می‌گوید به من اجازه [نیامدن به جهاد] بده و مرا در فتنه مینداز، بدانید که هم اکنون در فتنه افتاده‌اند و جهنم بر کافران چیره است‌///بعضی از آنها می‌گویند: «به ما اجازه ده (تا در جهاد شرکت نکنیم)، و ما را به گناه نیفکن»! آگاه باشید آنها (هم اکنون) در گناه سقوط کرده‌اند؛ و جهنم، کافران را احاطه کرده است!///و از ایشان است آنکه گوید رخصتم ده دچار فتنه‌ام نکن همانا در فتنه افتادند و هر آینه دوزخ است فراگیرنده به کافران‌///و برخی از آنان کسی است که می‌گوید: «مرا (در ماندن) اجازه ده و به فتنه‌ام مینداز.» هان! که آنان خود در ژرفای فتنه سقوط کردند. و به‌راستی جهنم بی‌گمان بر کافران احاطه دارد. quran_en_fa If good befalls thee, it grieves them; but if a misfortune befalls thee, they say, "We took indeed our precautions beforehand," and they turn away rejoicing. اگر [در میدان نبرد] پیروزی و غنیمت به تو رسد، غمگینشان می‌کند، و اگر تو را آسیب و زیانی رسد، می‌گویند: ما پیش از این تصمیم خود را [بر شرکت نکردن در جنگ] گرفته بودیم [و احتیاط را از دست ندادیم] و در حالی که خوشحال و شادمانند [به خانه و زندگی و به سوی امور مادی] بازمی گردند.///اگر [در میدان نبرد] پیروزی و غنیمت به تو رسد، غمگینشان می‌کند، و اگر تو را آسیب و زیانی رسد، می‌گویند: ما پیش از این تصمیم خود را [بر شرکت نکردن در جنگ] گرفته بودیم [و احتیاط را از دست ندادیم] و در حالی که خوشحال و شادمانند [به خانه و زندگی و به سوی امور مادی] بازمی گردند.///اگر خیرى به تو رسد اندوهگینشان سازد، و اگر به تو مصیبتى رسد مى‌گویند: ما چاره کار خویش پیش از این اندیشیده‌ایم. آنگاه شادمان بازمى‌گردند.///اگر تو را نیکى رسد آنها را بدحال مى‌کند، و اگر مصیبتى به تو رسد مى‌گویند: ما تصمیم خود را از پیش گرفته‌ایم، و شادمان باز مى‌گردند///اگر نیکى به تو رسد آنان را بدحال مى‌سازد، و اگر پیشامد ناگوارى به تو رسد مى‌گویند: «ما پیش از این تصمیم خود را گرفته‌ایم.» و شادمان روى بر مى‌تابند.///اگر به تو نیکى رسد [و پیروز شوى]، منافقان را ناراحت مى‌کند، ولى اگر به تو مصیبتى و شکستى برسد، مى‌گویند: «ما چاره‌ى خویش را از قبل اندیشیده‌ایم [و این را پیش‌بینى مى‌کردیم].» و شادمان برمى‌گردند.///اگر تو را حادثه‌ای خوش نصیب شود سخت بر آنها ناگوار آید و اگر تو را زحمتی و رنجی پیش آید (خوشحال شده و) گویند: ما در کار خود پیش‌بینی کردیم (که به جنگ نرفتیم)، و آنها باز می‌گردند در حالی که شادند.///اگر خیر و خوشی به تو برسد ایشان را بد آید و اگر مصیبتی به تو رسد گویند ما از پیش حساب کار خود را داشتیم و شادمانه روی برتافته بر می‌گردند///هرگاه نیکی به تو رسد، آنها را ناراحت می‌کند؛ و اگر مصیبتی به تو رسد، می‌گویند: «ما تصمیم خود را از پیش گرفته‌ایم.» و بازمی‌گردند در حالی که خوشحالند!///اگر خوشی رسدت ناخوش آیدشان و اگر رسدت بدی گویند همانا گرفتیم کار خود را از پیش و برمی‌گردند حالی که ایشانند شادی‌کنان‌///اگر حالت نیکی‌ای تو را در رسد، آنان را بدحال می‌سازد و اگر پیشامد ناگواری تو را در رسد گویند: «ما پیش از این، تصمیم خود را به‌راستی گرفته‌ایم‌.» و شادمان روی بر می‌تابند. quran_en_fa Say: "Nothing will happen to us except what Allah has decreed for us: He is our protector": and on Allah let the Believers put their trust. بگو: هرگز به ما جز آنچه خدا لازم و مقرر کرده، نخواهد رسید، او سرپرست و یار ماست و مؤمنان فقط باید بر خدا توکل کنند.///بگو: هرگز به ما جز آنچه خدا لازم و مقرر کرده، نخواهد رسید، او سرپرست و یار ماست و مؤمنان فقط باید بر خدا توکل کنند.///بگو: مصیبتى جز آنچه خدا براى ما مقرر کرده است به ما نخواهد رسید. او مولاى ماست و مؤمنان بر خدا توکل کنند.///بگو: هرگز به ما جز آنچه خدا براى ما مقرر داشته نمى‌رسد، او مولاى ماست، و مؤمنان باید بر خدا توکل کنند///بگو: «جز آنچه خدا براى ما مقرر داشته هرگز به ما نمى‌رسد. او سرپرست ماست، و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.»///بگو: «هرگز جز آنچه خداوند براى ما مقرر کرده است، به ما نخواهد رسید. او مولاى ماست و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.»///بگو: هرگز جز آنچه خدا برای ما خواسته به ما نخواهد رسید، اوست مولای ما، و البته اهل ایمان در هر حال باید بر خدا توکل کنند.///بگو هرگز چیزی جز آنچه خداوند برای ما مقرر داشته است، به ما نمی‌رسد، [و] او مولای ماست و مؤمنان باید بر خداوند توکل کنند///بگو: «هیچ حادثه‌ای برای ما رخ نمی‌دهد، مگر آنچه خداوند برای ما نوشته و مقرر داشته است؛ او مولا (و سرپرست) ماست؛ و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند!»///بگو هرگز نرسد به ما جز آنچه برای ما نوشته است خدا او است سرپرست ما و بر خدا باید توکل کنند مؤمنان‌///بگو: «جز آنچه خدا برایمان مقرر داشته هرگز (آسیبی) به ما نرسد. او سرپرست ماست و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.» quran_en_fa Say: "Can you expect for us (any fate) other than one of two glorious things- (Martyrdom or victory)? But we can expect for you either that Allah will send his punishment from Himself, or by our hands. So wait (expectant); we too will wait with you." بگو: آیا درباره ما جز یکی از دو نیکی [پیروزی یا شهادت] را انتظار می‌برید؟ در صورتی که ما درباره شما انتظار می‌بریم که خدا از سوی خود یا به دست ما عذابی به شما برساند؛ پس انتظار برید که ما هم با شما منتظریم.///بگو: آیا درباره ما جز یکی از دو نیکی [پیروزی یا شهادت] را انتظار می‌برید؟ در صورتی که ما درباره شما انتظار می‌بریم که خدا از سوی خود یا به دست ما عذابی به شما برساند؛ پس انتظار برید که ما هم با شما منتظریم.///بگو: آیا جز یکى از آن دو نیکى، انتظار چیز دیگرى را براى ما دارید؟ ولى ما منتظریم که عذاب خدا، یا از جانب او یا به دست ما به شما برسد. پس شما منتظر باشید ما نیز با شما منتظر مى‌مانیم.///بگو: آیا براى ما جز یکى از این دو نیکى [پیروزى یا شهادت‌] را انتظار مى‌برید؟ ولى ما انتظار داریم که خدا از جانب خویش و یا به دست ما شما را عذابى برساند. پس منتظر باشید که ما نیز با شما منتظریم///بگو: «آیا براى ما جز یکى از این دو نیکى را انتظار مى‌برید؟ در حالى که ما انتظار مى‌کشیم که خدا از جانب خود یا به دست ما عذابى به شما برساند. پس انتظار بکشید که ما هم با شما در انتظاریم.»///[اى پیامبر!] بگو: «آیا براى ما جز یکى از دو نیکى، [فتح یا شهادت] را انتظار دارید؟ ولى ما منتظریم که عذاب خداوند یا از سوى خودش یا به دست ما، به شما برسد. پس شما منتظر باشید، ما نیز با شما در انتظار مى‌مانیم.»///بگو که آیا شما منافقان جز یکی از دو نیکویی (بهشت و یا فتح) چیزی می‌توانید بر ما انتظار برید؟ ولی ما درباره شما منتظریم که از جانب خدا به عذابی سخت گرفتار شوید یا به دست ما هلاک شوید، بنابراین شما در انتظار باشید که ما هم مترصد و منتظر هستیم.///بگو آیا غیر از یکی از دو خوبی را برای ما انتظار می‌کشید، و ما برای شما انتظار می‌کشیم که خداوند به عذابی از سوی خویش یا به دست ما دچارتان کند، پس هم شما چشم به راه باشید و هم ما چشم به راهیم‌///بگو: «آیا درباره ما، جز یکی از دو نیکی را انتظار دارید؟! (: یا پیروزی یا شهادت) ولی ما انتظار داریم که خداوند، عذابی از سوی خودش (در آن جهان) به شما برساند، یا (در این جهان) به دست ما (مجازات شوید) اکنون که چنین است، شما انتظار بکشید، ما هم با شما انتظار می‌کشیم!»///بگو آیا انتظار دارید به ما جز یکی از دو خوشی را و ما انتظار داریم به شما که رساندتان خدا به عذابی از نزد خویش یا به دست ما پس منتظر باشید که مائیم با شما منتظران‌///بگو: «آیا شما جز یکی از این دو نیک‌ترین (زندگی) را برای ما انتظار دارید؟ در حالی که ما انتظار می‌کشیم خدا از جانب خود یا به دست ما عذابی به شما برساند. پس انتظار بکشید، که ما هم بی‌چون با شما (از) منتظرانیم.» quran_en_fa Say: "Spend (for the cause) willingly or unwillingly: not from you will it be accepted: for ye are indeed a people rebellious and wicked." بگو: [ای منافقان!] چه از روی میل و رغبت یا بی میلی و اکراه انفاق کنید، هرگز از شما پذیرفته نشود؛ زیرا شما گروهی فاسق هستید.///بگو: [ای منافقان!] چه از روی میل و رغبت یا بی میلی و اکراه انفاق کنید، هرگز از شما پذیرفته نشود؛ زیرا شما گروهی فاسق هستید.///بگو: خدا از شما نمى‌پذیرد، چه از روى رضا انفاق کنید چه از روى کراهت، زیرا مردمى نافرمان هستید.///بگو: [اگر] انفاق کنید به رغبت یا اکراه، هرگز از شما پذیرفته نمى‌شود همانا شما قومى نافرمان هستید///بگو: «چه به رغبت چه با بى‌میلى انفاق کنید، هرگز از شما پذیرفته نخواهد شد، چرا که شما گروهى فاسق بوده‌اید.»///[به منافقانى که به جاى حضور در جبهه، قصد کمک مالى دارند،] بگو: «چه از روى علاقه انفاق کنید و چه از روى کراهت، هرگز از شما پذیرفته نخواهد شد، زیرا شما قومى فاسق بوده‌اید.»///بگو که شما (هر چه خواهید) انفاق کنید (صرف مخارج جنگ و تبلیغات مزورانه کنید) چه از روی میل و چه کراهت، هرگز از شما پذیرفته نخواهد شد، زیرا (کار شما خودنمائی است و) شما مردمی بوده که سخت به فسق خو گرفته‌اید.///بگو چه با رغبت انفاق کنید، چه با اکراه هرگز از شما پذیرفته نمی‌شود چرا که شما قومی نافرمان بوده‌اید///بگو: «انفاق کنید؛ خواه از روی میل باشد یا اکراه، هرگز از شما پذیرفته نمی‌شود؛ چرا که شما قوم فاسقی بودید!»///بگو انفاق کنید خواه یا ناخواه هرگز پذیرفته نشود از شما که هستید گروهی نافرمانان‌///بگو: «چه با طاعت (و) چه با کراهت انفاق کنید، هرگز از شما پذیرفته نخواهد شد. بی‌گمان شما گروهی فاسقان بوده‌اید.» quran_en_fa The only reasons why their contributions are not accepted are: that they reject Allah and His Messenger; that they come to prayer without earnestness; and that they offer contributions unwillingly. هیچ چیز آنان را از پذیرفته شدن انفاقشان بازنداشت، مگر آنکه آنان به خدا و پیامبرش کافر شدند، و نماز را جز با کسالت وسستی به جا نمی‌آورند، و جز با بی میلی و ناخشنودی انفاق نمی‌کنند.///هیچ چیز آنان را از پذیرفته شدن انفاقشان بازنداشت، مگر آنکه آنان به خدا و پیامبرش کافر شدند، و نماز را جز با کسالت وسستی به جا نمی‌آورند، و جز با بی میلی و ناخشنودی انفاق نمی‌کنند.///هیچ چیز مانع قبول انفاقهایشان نشده مگر آنکه به خدا و پیامبرش ایمان نیاورده‌اند و جز با بى‌میلى به نماز حاضر نمى‌شوند و جز به کراهت انفاق نمى‌کنند.///و چیزى مانع قبول انفاق‌هایشان نشد، جز این که آنها خدا و رسول او را منکر شدند و جز با کسالت نماز نمى‌گزارند و جز به کراهت انفاق نمى‌کنند///و هیچ چیز مانع پذیرفته شدن انفاقهاى آنان نشد جز اینکه به خدا و پیامبرش کفر ورزیدند، و جز با [حال‌] کسالت نماز به جا نمى‌آورند، و جز با کراهت انفاق نمى‌کنند.///و چیزى منافقان را از پذیرفته شدن انفاقشان منع نکرد، جز این که به خدا و پیامبرش کافر شدند و نماز را جز از روى کسالت و بى‌حالى به جا نمى‌آورند و جز از روى کراهت و بى‌میلى انفاق نمى‌کنند.///و هیچ مانعی از قبول نفقات آنها نبود جز آنکه آنها به خدا و رسول او (باطنا) کافرند و نماز نگزارند جز به حال کسالت و انفاق نکنند جز آنکه سخت کراهت دارند.///و هیچ چیز آنان را از پذیرفته شدن نفقاتشان باز نداشت، مگر آنکه به خداوند و پیامبر او کفرورزیده و جز با حالت کسالت به نماز نپرداخته‌اند و جز با اکراه انفاق نکرده‌اند///هیچ چیز مانع قبول انفاقهای آنها نشد، جز اینکه آنها به خدا و پیامبرش کافر شدند، و نماز بجا نمی‌آورند جز با کسالت، و انفاق نمی‌کنند مگر با کراهت!///و بازشان نداشت از آنکه پذیرفته شود بخششهاشان جز آنکه آنان کفر ورزیدند به خدا و به پیمبرش و نیایند نماز را جز آنکه آنانند فسردگان و نه بخشش کنند جز آنکه ایشانند ناخواستاران‌///و هیچ چیزی از پذیرفته شدن انفاق‌هایشان جلوگیری نکرد، جز آنکه همواره به خدا و به پیامبرش کفر ورزیدند و جز با (حالت) کسالت به نماز نمی‌آیند و ایشان جز در حالی بس ناخوشایند انفاق نمی‌کنند. quran_en_fa Let not their wealth nor their (following in) sons dazzle thee: in reality Allah's plan is to punish them with these things in this life, and that their souls may perish in their (very) denial of Allah. اموال و فرزندانشان تو را به شگفت نیاورد؛ خدا می‌خواهد آنان را در این زندگی دنیا به وسیله آنها عذاب کند، و جانشان در حالی که کافرند بیرون رود.///اموال و فرزندانشان تو را به شگفت نیاورد؛ خدا می‌خواهد آنان را در این زندگی دنیا به وسیله آنها عذاب کند، و جانشان در حالی که کافرند بیرون رود.///دارایى و فرزندانشان تو را به اعجاب نیفکند. جز این نیست که خدا مى‌خواهد به آنها در این دنیا عذابشان کند و در حالى که هنوز کافرند جانشان برآید.///پس مبادا اموال و اولاد آنها تو را به شگفت آورد! جز این نیست که خدا مى‌خواهد در زندگى دنیا با اینها عذابشان کند و جانشان در حال کفر برآید///اموال و فرزندانشان تو را به شگفت نیاورد. جز این نیست که خدا مى‌خواهد در زندگى دنیا به وسیله اینها عذابشان کند و جانشان در حال کفر بیرون رود.///پس اموال و فرزندان منافقان، تو را به شگفتى نیندازد. جز این نیست که خداوند مى‌خواهد به این وسیله، آنان را در زندگى دنیا عذاب کند و جانشان در حال کفر، خارج شود.///مبادا تو از کثرت اموال و اولاد آنها در شگفت آیی! خدا می‌خواهد آنها را به همان مال و فرزند در زندگانی دنیا به عذاب افکند و ساعت مرگ جان آنها به درآید در حالتی که کافر باشند.///پس نه اموال و نه اولادشان تو را به شگفتی نیندازد، جز این نیست که خداوند می‌خواهد آنان را در زندگانی دنیا به این وسیله عذاب کند و در حال کفر جانشان به در رود///و (فزونی) اموال و اولاد آنها، تو را در شگفتی فرو نبرد؛ خدا می‌خواهد آنان را به وسیله آن، در زندگی دنیا عذاب کند، و در حال کفر بمیرند!///پس شگفتت نیارد مالهای ایشان و نه فرزندان ایشان جز این نیست که خدا خواهد تا عذابشان کند بدانها در زندگی دنیا و برون رود جانهای ایشان حالی که هستند کافران‌///پس (نه) اموال و نه فرزندانشان تو را به شگفتی نیاورد. جز این نیست که خدا می‌خواهد در زندگی دنیا با آنها عذابشان کند و جانشان در حال کفر بر کنده شود. quran_en_fa They swear by Allah that they are indeed of you; but they are not of you: yet they are afraid (to appear in their true colours). [با کمال بی شرمی] به خدا سوگند یاد می‌کنند که حتما از زمره شمایند؛ در صورتی که از شما نیستند، بلکه گروهی اند که از شما [به سبب ایمان استوارتان] در اضطراب و ترس به سر می‌برند.///[با کمال بی شرمی] به خدا سوگند یاد می‌کنند که حتما از زمره شمایند؛ در صورتی که از شما نیستند، بلکه گروهی اند که از شما [به سبب ایمان استوارتان] در اضطراب و ترس به سر می‌برند.///به خدا سوگند مى‌خورند که از شمایند و حال آنکه از شما نیستند، اینان از شما بیمناکند.///و به خدا سوگند مى‌خورند که قطعا از شمایند، ولى از شما نیستند، بلکه گروهى هستند که [از شما] ترس دارند///و به خدا سوگند یاد مى‌کنند که آنان قطعا از شمایند، در حالى که از شما نیستند، لیکن آنان گروهى هستند که مى‌ترسند.///منافقان به خدا قسم مى‌خورند که آنان از شمایند، در حالى که [دروغ مى‌گویند و] از شما نیستند، بلکه آنان گروهى هستند که [از شما] مى‌ترسند [یا میان دل و زبان و عملشان جدایى است].///و آنها (برای آنکه نفاق خود را پنهان کنند) دائم به خدا قسم یاد می‌کنند که ما هم به راستی از شما مؤمنانیم و حال آنکه از شما و هم عقیده شما نیستند و لیکن این قوم (از قدرت اسلام) می‌ترسند.///و به خداوند سوگند یاد می‌کنند که آنان از شما هستند ولی آنان از شما نیستند، بلکه گروهی‌اند که می‌ترسند///آنها به خدا سوگند می‌خورند که از شما هستند، در حالی که از شما نیستند؛ ولی آنها گروهی هستند که می‌ترسند (و به خاطر ترس از فاش شدن اسرارشان دروغ می‌گویند)!///و سوگند یاد کنند به خدا که ایشانند از شما و نیستند از شما و لیکن آنانند گروهی هراسان‌///به خدا سوگند یاد می‌کنند (که) آنان بی‌گمان به‌راستی از شمایند، در حالی که آنان از شما نیستند، لیکن گروهی هستند که (مؤمنان را از یکدیگر) جدا می‌کنند. quran_en_fa If they could find a place to flee to, or caves, or a place of concealment, they would turn straightaway thereto, with an obstinate rush. اگر پناهگاهی یا غارهایی یا گریزگاهی می‌یافتند، شتابان به سوی آنها روی می‌آوردند.///اگر پناهگاهی یا غارهایی یا گریزگاهی می‌یافتند، شتابان به سوی آنها روی می‌آوردند.///اگر پناهگاه یا غار یا نهانگاهى مى‌یافتند، شتابان بدان جا روى مى‌آوردند.///اگر پناهگاه یا غار یا گریزگاهى پیدا مى‌کردند، شتابان به سوى آن روى مى‌آوردند///اگر پناهگاه یا غارها یا سوراخى [براى فرار] مى‌یافتند، شتابزده به سوى آن روى مى‌آوردند.///اگر [منافقان] پناهگاه یا غارها یا گریزگاهى بیابند، البته شتابان به آن روى مى‌آورند.///اگر پناهگاهی یا سنگری در مغار کوهها یا هر گریزگاهی دیگر بیابند (که از تسلط مسلمانان ایمن باشند) البته بدان جا با کمال تعجیل می‌گریزند.///اگر پناهگاه یا نهانگاهها یا گریزگاهی بیابند، شتابان به آن روی می‌آورند///اگر پناهگاه یا غارها یا راهی در زیر زمین بیابند، بسوی آن حرکت می‌کنند، و با سرعت و شتاب فرار می‌کنند.///اگر بیابند پناهگاهی یا غارهائی یا نهانگاهی هر آینه بسوی آن گرایند و ایشانند شتابان‌///اگر پناهگاه یا غارها یا فرارگاهی می‌یافتند، بی‌گمان بس شتابزده سویش روان می‌شدند. quran_en_fa And among them are men who slander thee in the matter of (the distribution of) the alms: if they are given part thereof, they are pleased, but if not, behold! they are indignant! برخی از آنان نسبت به [تقسیم] صدقات بر تو خرده می‌گیرند، پس اگر از صدقات به آنان داده شود خشنود می‌شوند، و اگر داده نشود، ناگاه خشمگین می‌شوند.///برخی از آنان نسبت به [تقسیم] صدقات بر تو خرده می‌گیرند، پس اگر از صدقات به آنان داده شود خشنود می‌شوند، و اگر داده نشود، ناگاه خشمگین می‌شوند.///بعضى از ایشان تو را در تقسیم صدقات به بیداد متهم مى‌کنند، اگر به آنها عطا کنند خشنود مى‌شوند و اگر عطا نکنند خشم مى‌گیرند.///و برخى از آنان [در تقسیم‌] صدقات بر تو خرده مى‌گیرند، پس اگر از آن به ایشان عطا شود راضى مى‌شوند و اگر از آن به ایشان داده نشود یکباره خشمگین مى‌گردند///و برخى از آنان در [تقسیم‌] صدقات بر تو خرده مى‌گیرند، پس اگر از آن [اموال‌] به ایشان داده شود خشنود مى‌گردند، و اگر از آن به ایشان داده نشود بناگاه به خشم مى‌آیند.///و بعضى از منافقان، در [تقسیم زکات و] صدقات، به تو عیب مى‌گیرند. پس اگر چیزى از آن [اموال] به آنان داده شود، راضى مى‌شوند [و تو را عادل مى‌شمارند]، ولى اگر چیزى به آنان داده نشود، به ناگاه خشمگین مى‌شوند [و تو را به بى‌عدالتى متهم مى‌کنند].///و بعضی از آن مردم منافق در (تقسیم) صدقات بر تو اعتراض و خرده‌گیری کنند، اگر به آنها از آن عطا شود رضایت داشته و اگر از آن چیزی به آنها داده نشود سخت خشمگین شوند.///و از ایشان کسی هست که از تو در تقسیم صدقات عیب می‌گیرد، یعنی اگر از آنها به آنان ببخشند، خشنود شوند، و اگر از آن نبخشند، آنگاه در خشم می‌شوند///و در میان آنها کسانی هستند که در (تقسیم) غنایم به تو خرده میگیرند؛ اگر از آن (غنایم، سهمی) به آنها داده شود، راضی می‌شوند؛ و اگر داده نشود، خشم می‌گیرند (؛ خواه حق آنها باشد یا نه)!///و از ایشان است آنکه خرده بر تو گیرد در صدقات تا اگر داده شوند از آنها خوشنود شوند و اگر داده نشوند از آنها ناگهان ایشانند خشم‌آوران‌///و برخی از آنان در (تقسیم) صدقات بر تو خرده می‌گیرند. پس اگر از آن (اموال) به ایشان داده شود، خشنود می‌گردند و اگر از آن به آنان داده نشود ناگهان به خشم می‌آیند. quran_en_fa If only they had been content with what Allah and His Messenger gave them, and had said, "Sufficient unto us is Allah! Allah and His Messenger will soon give us of His bounty: to Allah do we turn our hopes!" (that would have been the right course). و اگر آنان به آنچه خدا و پیامبرش به ایشان عطا کرده‌اند، خشنود می‌شدند و می‌گفتند: خدا ما را بس است؛ خدا و پیامبرش به زودی از فضل و احسان خود به ما عطا می‌کنند [و] ما فقط به سوی خدا مایل و علاقمندیم [برای آنان بهتر بود.]///و اگر آنان به آنچه خدا و پیامبرش به ایشان عطا کرده‌اند، خشنود می‌شدند و می‌گفتند: خدا ما را بس است؛ خدا و پیامبرش به زودی از فضل و احسان خود به ما عطا می‌کنند [و] ما فقط به سوی خدا مایل و علاقمندیم [برای آنان بهتر بود.]///چه مى‌شود اگر به آنچه خدا و پیامبرش به آنان عطا مى‌کند خشنود باشند و بگویند: خدا ما را بس است و خدا و پیامبرش ما را از فضل خویش بى‌نصیب نخواهند گذاشت و ما به خدا رغبت مى‌ورزیم؟///و اگر آنها به آنچه خدا و پیامبرش [از صدقات‌] به ایشان داده راضى مى‌شدند و مى‌گفتند: خدا ما را بس است، زودا که خدا از فضل خویش و نیز پیامبرش به ما عطا کند و ما مشتاق خداوندیم [براى آنها بهتر بود]///و اگر آنان بدانچه خدا و پیامبرش به ایشان داده‌اند خشنود مى‌گشتند و مى‌گفتند: «خدا ما را بس است به زودى خدا و پیامبرش از کرم خود به ما مى‌دهند و ما به خدا مشتاقیم» [قطعا براى آنان بهتر بود].///اگر آنان به آنچه خدا و پیامبرش به آنان داده‌اند، راضى مى‌شدند و مى‌گفتند: «خداوند [و آنچه او صلاح بداند،] براى ما بس است، خدا و پیامبرش به زودى از فضل خود به ما خواهند داد و ما تنها به پروردگار، راغب و امیدواریم.» [اگر چنین مى گفتند، براى آنان بهتر بود].///و چقدر بهتر بود اگر آنها به آنچه خدا و رسول به آنها عطا کردند راضی بودند و می‌گفتند که خدا ما را کفایت است، او و هم رسولش از لطف عمیم به ما عطا خواهند کرد، ما تنها به خدا مشتاقیم.///ولی اگر آنان به آنچه خداوند و پیامبرش به ایشان بخشیده‌اند، خشنود می‌شدند و می‌گفتند خداوند ما را بس، زودا که خداوند و پیامبر او از فضل خویش به ما ببخشند و ما به خداوند می‌گراییم [برایشان بهتر بود]///(در حالی که) اگر به آنچه خدا و پیامبرش به آنان داده راضی باشند، و بگویند: «خداوند برای ما کافی است! و بزودی خدا و رسولش، از فضل خود به ما می‌بخشند؛ ما تنها رضای او را می‌طلبیم.» (برای آنها بهتر است)!///و اگر که ایشان خوشنود می‌شدند بدانچه خدا و پیمبرش بدیشان داده و می‌گفتند بس است ما را خدا زود است بدهد به ما خدا از فضل خویش و پیمبرش همانا مائیم بسوی خدا گروندگان‌///و اگر آنان بدانچه خدا و پیامبرش به ایشان داده خشنود می‌گشتند و می‌گفتند: «خدا ما را بس است، به زودی خدا از فضل خود به ما می‌دهد و (نیز) پیامبرش (به ما می‌بخشد)، ما همانا تنها سوی خدا راغبانیم» (این خود برایشان شایسته بود). quran_en_fa Alms are for the poor and the needy, and those employed to administer the (funds); for those whose hearts have been (recently) reconciled (to Truth); for those in bondage and in debt; in the cause of Allah; and for the wayfarer: (thus is it) ordained by Allah, and Allah is full of knowledge and wisdom. صدقات، فقط ویژه نیازمندان و تهیدستان [زمین گیر] و کارگزاران [جمع و پخش آن] و آنانکه باید [به خاطر تمایل به اسلام] قلوبشان را به دست آورد، و برای [آزادی] بردگان و [پرداخت بدهی] بدهکاران و [هزینه کردن] در راه خدا [که شامل هر کار خیر و عام المنفعه می‌باشد] و در راه ماندگان است؛ [این احکام] فریضه‌ای از سوی خداست، و خدا دانا و حکیم است.///صدقات، فقط ویژه نیازمندان و تهیدستان [زمین گیر] و کارگزاران [جمع و پخش آن] و آنانکه باید [به خاطر تمایل به اسلام] قلوبشان را به دست آورد، و برای [آزادی] بردگان و [پرداخت بدهی] بدهکاران و [هزینه کردن] در راه خدا [که شامل هر کار خیر و عام المنفعه می‌باشد] و در راه ماندگان است؛ [این احکام] فریضه‌ای از سوی خداست، و خدا دانا و حکیم است.///صدقات براى فقیران است و مسکینان و کارگزاران جمع‌آورى آن. و نیز براى به دست آوردن دل مخالفان و آزاد کردن بندگان و قرضداران و انفاق در راه خدا و مسافران نیازمند و آن فریضه‌اى است از جانب خدا. و خدا دانا و حکیم است.///صدقه‌ها [زکات مال‌] فقط به فقرا و بینوایان و عاملان جمع‌آورى زکات و دلجویى شدگان و آزادى بردگان، و وامداران، و [صرف‌] در راه خدا و در راه ماندگان تعلق دارد که این فریضه‌اى از جانب خدا است، و خداوند داناى حکیم است///صدقات، تنها به تهیدستان و بینوایان و متصدیان [گردآورى و پخش‌] آن، و کسانى که دلشان به دست آورده مى‌شود، و در [راه آزادى‌] بردگان، و وامداران، و در راه خدا، و به در راه مانده، اختصاص دارد. [این‌] به عنوان فریضه از جانب خداست، و خدا داناى حکیم است.///همانا صدقات [و زکات]، براى نیازمندان و درماندگان وکارگزاران زکات و برای جلب دل‌ها و آزادى بردگان و اداى بدهى بدهکاران و [هزینه‌ى جهاد] در راه خدا و تأمین در راه مانده است. این دستور، فرمانى است از جانب خدا و خداوند، دانا و حکیم است.///(مصرف) صدقات منحصرا مختص است به (این هشت طایفه): فقیران و عاجزان و متصدیان اداره صدقات و کسانی که باید تألیف قلوب آنها کرد (یعنی برای متمایل کردن بیگانگان به دین اسلام) و آزادی بندگان و قرض‌داران و در راه خدا (یعنی در راه تبلیغ و رواج دین خدا) و به راه درماندگان. این مصارف هشتگانه فرض و حکم خداست، که خدا دانا و بر تمام مصالح خلق آگاه است.///زکات فقط برای تهیدستان و بینوایان و کارگزاران آن و دلجویی شدگان و بردگان‌ [ی که می‌خواهند بازخرید شوند] و وامداران و هزینه در راه خدا و در راه ماندگان است که فریضه الهی است و خداوند دانای فرزانه است‌///زکاتها مخصوص فقرا و مساکین و کارکنانی است که برای (جمع آوری) آن زحمت می‌کشند، و کسانی که برای جلب محبتشان اقدام می‌شود، و برای (آزادی) بردگان، و (ادای دین) بدهکاران، و در راه (تقویت آیین) خدا، و واماندگان در راه؛ این، یک فریضه (مهم) الهی است؛ و خداوند دانا و حکیم است!///جز این نیست که صدقات برای بینوایان و دریوزگان و کارگران بر آنها و دل به دست آوردگان و در آزاد کردن بندگان و وام داران و در راه خدا و درماندگان راه راست بایسته است از خدا و خدا است دانای حکیم‌///صدقات، تنها به کمرشکستگان (زمین‌گیر) و تهی‌دستان (خاک‌نشین) و متصدیان (گردآوری و پخش) آن و کسانی که دلشان (برای رغبت بیشتر به ایمان) به دست آورده شده و در (راه آزادی) گرفتاران در بند و وامداران و در راه خدا اختصاص دارد. حال آنکه (این) فریضه‌ای است از جانب خدا و خدا بس دانای حکیم است. quran_en_fa Among them are men who molest the Prophet and say, "He is (all) ear." Say, "He listens to what is best for you: he believes in Allah, has faith in the Believers, and is a Mercy to those of you who believe." But those who molest the Messenger will have a grievous penalty. و از منافقان کسانی هستند که همواره پیامبر را آزار می‌دهند، و می‌گویند: شخص زود باور و نسبت به سخن این و آن سراپا گوش است. بگو: او در جهت مصلحت شما سراپا گوش و زود باور خوبی است، به خدا ایمان دارد و فقط به مؤمنان اعتماد می‌ورزد، و برای کسانی از شما که ایمان آورده‌اند، رحمت است، و برای آنانکه همواره پیامبر خدا را آزار می‌دهند، عذابی دردناک است.///و از منافقان کسانی هستند که همواره پیامبر را آزار می‌دهند، و می‌گویند: شخص زود باور و نسبت به سخن این و آن سراپا گوش است. بگو: او در جهت مصلحت شما سراپا گوش و زود باور خوبی است، به خدا ایمان دارد و فقط به مؤمنان اعتماد می‌ورزد، و برای کسانی از شما که ایمان آورده‌اند، رحمت است، و برای آنانکه همواره پیامبر خدا را آزار می‌دهند، عذابی دردناک است.///بعضى از ایشان پیامبر را مى‌آزارند و مى‌گویند که او به سخن هر کس گوش مى‌دهد. بگو: او براى شما شنونده سخن خیر است. به خدا ایمان دارد و مؤمنان را باور دارد، و رحمتى است براى آنهایى که ایمان آورده‌اند. و آنان که رسول خدا را بیازارند به شکنجه‌اى دردآور گرفتار خواهند شد.///و از ایشان کسانى هستند که پیامبر را آزار مى‌دهند و مى‌گویند: او [سراپا] گوش است. بگو: او گوش [فرا دهنده‌ى‌] خوبى براى شماست، [چرا که‌] هم به خدا ایمان داشته و هم مؤمنان را باور دارد و براى کسانى از شما که ایمان آورده‌اند رحمتى است، و کسانى که رسول خد///و از ایشان کسانى هستند که پیامبر را آزار مى‌دهند و مى‌گویند: «او زودباور است.» بگو: «گوش خوبى براى شماست، به خدا ایمان دارد و [سخن‌] مؤمنان را باور مى‌کند، و براى کسانى از شما که ایمان آورده‌اند رحمتى است.» و کسانى که پیامبر خدا را آزار مى‌رسانند، عذابى پر درد [در پیش‌] خواهند داشت.///برخى از منافقان، پیامبر را آزار مى‌دهند و مى‌گویند: «او سراپا گوش است. [به سخن هر کسی گوش مى‌دهد و خوش باور است.]» بگو: «گوش دادن و خوش باورى به نفع شماست.» او به خداوند ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق می‌کند و براى هر کس از شما که ایمان آورد، مایه‌ى رحمت است و آنان که رسول خدا را آزار مى‌دهند، عذابى دردناک دارند.///و بعضی (از منافقان) هستند که دائم پیغمبر را می‌آزارند و (چون عذر دروغ آنها به حلم خود می‌پذیرد) می‌گویند: او شخص ساده و زودباوری است. بگو زودباوری او لطفی به نفع شماست، که به خدا ایمان آورده و به مؤمنان هم اطمینان دارد و برای مؤمنان (حقیقی) شما وجودش رحمت است، و برای آنها که رسول را آزار دهند عذابی دردناک مهیاست.///و از ایشان کسانی هستند که پیامبر را می‌آزارند و می‌گویند او زودباور است، بگو به سود شماست که زودباور است، که به خداوند و مؤمنان ایمان دارد و رحمت الهی برای کسانی از شماست که ایمان آورده‌اند، و کسانی که پیامبر خدا را می‌آزارند، عذاب دردناکی [در پیش‌] دارند///از آنها کسانی هستند که پیامبر را آزار می‌دهند و می‌گویند: «او آدم خوش‌باوری است!» بگو: «خوش‌باور بودن او به نفع شماست! (ولی بدانید) او به خدا ایمان دارد؛ و (تنها) مؤمنان را تصدیق می‌کند؛ و رحمت است برای کسانی از شما که ایمان آورده‌اند!» و آنها که رسول خدا را آزار می‌دهند، عذاب دردناکی دارند!///و از ایشانند آنان که بیازارند پیمبر را و گویند او است گوشی (سخن شنو) بگو گوش خیری است برای شما ایمان آورد به خدا و ایمان آورد برای مؤمنان و رحمتی است برای آنان که ایمان آوردند از شما و آنان که می‌آزارند پیمبر خدای را ایشان را است عذابی دردناک‌///و از ایشان کسانی هستند که پیامبر را آزار می‌دهند و می‌گویند: «او گوش است (و زود باور می‌کند).» بگو: «(او) به سود شما گوش است‌؛ به خدا ایمان می‌آورد و به سود مؤمنان امانشان می‌دهد و برای کسانی از شما که ایمان آورده‌اند رحمتی بزرگ است.» و کسانی که پیامبر خدا را آزار می‌رسانند، برایشان عذابی است پر درد. quran_en_fa To you they swear by Allah. In order to please you: But it is more fitting that they should please Allah and His Messenger, if they are Believers. آنان برای شما [از روی حیله و تزویر برای معذور نشان دادن خود نسبت به کارهای ناهنجارشان] به خدا سوگند می‌خورند تا شما را راضی و خشنود سازند، در صورتی که اگر مؤمن بودند، شایسته‌تر آن بود که خدا و رسولش را خشنود کنند.///آنان برای شما [از روی حیله و تزویر برای معذور نشان دادن خود نسبت به کارهای ناهنجارشان] به خدا سوگند می‌خورند تا شما را راضی و خشنود سازند، در صورتی که اگر مؤمن بودند، شایسته‌تر آن بود که خدا و رسولش را خشنود کنند.///در برابر شما به خدا سوگند مى‌خورند تا خشنودتان سازند و حال آنکه اگر ایمان آورده‌اند شایسته‌تر است که خدا و رسولش را خشنود سازند.///براى شما به خدا سوگند مى‌خورند که شما را راضى کنند، و حال آن که اگر مؤمن بودند سزاوارتر این بود که خدا و رسول او را راضى کنند///براى [اغفال‌] شما به خدا سوگند یاد مى‌کنند تا شما را خشنود گردانند، در صورتى که اگر مؤمن باشند [بدانند] سزاوارتر است که خدا و فرستاده او را خشنود سازند.///[منافقان] براى شما به خدا سوگند مى‌خورند تا شما را راضى کنند، در حالى­که اگر ایمان آورده‌اند، شایسته‌تر آن است که خدا و رسولش را راضى کنند.///(منافقان) برای اغفال و خشنود کردن شما مؤمنان به نام خدا سوگند می‌خورند در صورتی که اگر ایمان داشتند سزاوارتر این بود که خدا و رسول را از خود خشنود کنند.///برای شما به خداوند سوگند می‌خورند که خشنودتان کنند، و حال آنکه اینان اگر مؤمنند [بدانند که‌] خداوند و پیامبر او سزاوارترند به آنکه خشنودشان کنند///آنها برای شما به خدا سوگند یاد می‌کنند، تا شما را راضی سازند؛ در حالی که شایسته‌تر این است که خدا و رسولش را راضی کنند، اگر ایمان دارند!///سوگند خورند به خدا برای شما تا خوشنودتان کنند و خدا و پیمبرش سزاوارتر است که خوشنود کنندش اگر هستید مؤمنان‌///برای (اغفال) شما به خدا سوگند یاد می‌کنند تا شما را خشنود گردانند. حال آنکه اگر مؤمن بودند سزاوارتر است که خدا و فرستاده‌ی او را خشنود سازند. quran_en_fa Know they not that for those who oppose Allah and His Messenger, is the Fire of Hell?- wherein they shall dwell. That is the supreme disgrace. آیا ندانسته‌اند که هر کس با خدا و رسولش دشمنی و مخالفت کند، مسلما آتش دوزخ برای اوست که در آن جاودانه است؛ این [همان] رسوایی بزرگ است.///آیا ندانسته‌اند که هر کس با خدا و رسولش دشمنی و مخالفت کند، مسلما آتش دوزخ برای اوست که در آن جاودانه است؛ این [همان] رسوایی بزرگ است.///آیا نمى‌دانند که هر کس که با خدا و پیامبرش مخالفت مى‌ورزد جاودانه در آتش جهنم خواهد بود و این رسوایى بزرگى است؟///آیا ندانسته‌اند که هر کس با خدا و پیامبرش دشمنى کند آتش جهنم براى اوست که در آن جاودانه است؟ این است آن رسوایى بزرگ///آیا ندانسته‌اند که هر کس با خدا و پیامبر او درافتد براى او آتش جهنم است که در آن جاودانه خواهد بود، این همان رسوایى بزرگ است.///آیا ندانستند که هر کس با خدا و پیامبرش دشمنى کند، کیفرش آتش دوزخ است و پیوسته در آن خواهد بود؟ این است خوارى و رسوایى بزرگ [که بهره‌ى مخالفان است]!///آیا ندانسته‌اند که هر کس با خدا و رسولش به عداوت برخیزد آتش دوزخ کیفر دائمی اوست؟ و این به حقیقت ذلت و خواری بزرگ است.///آیا ندانسته‌اند که هرکس با خداوند و پیامبر او مخالفت ورزد، آتش جهنم نصیب اوست که جاودانه در آن می‌ماند، و این خفت و خواری بزرگ است‌///آیا نمی‌دانند هر کس با خدا و رسولش دشمنی کند، برای او آتش دوزخ است؛ جاودانه در آن می‌ماند؟! این، همان رسوایی بزرگ است!///آیا ندانستید که هر که با خدا و پیمبرش درافتد همانا وی را است آتش دوزخ جاودان در آن این است خواری بزرگ‌///آیا ندانستند هر که میان خود و خدا و پیامبرش حدی [: فاصله‌ای] اندازد، بی‌گمان برای او آتش جهنم است، حال آنکه در آن جاودانه خواهد بود. این همان خواری و بی‌مقداری بزرگ است. quran_en_fa The Hypocrites are afraid lest a Sura should be sent down about them, showing them what is (really passing) in their hearts. Say: "Mock ye! But verily Allah will bring to light all that ye fear (should be revealed). منافقان از اینکه سوره‌ای بر ضدشان نازل شود که آنان را از اسراری که [در جهت دشمنی با خدا، پیامبر، مؤمنان و حکومت اسلامی] در دل هایشان وجود دارد، آگاه نماید اظهار ترس و نگرانی می‌کنند؛ بگو: مسخره کنید، خدا آنچه را از آن بیمناک و نگرانید، آشکار خواهد کرد.///منافقان از اینکه سوره‌ای بر ضدشان نازل شود که آنان را از اسراری که [در جهت دشمنی با خدا، پیامبر، مؤمنان و حکومت اسلامی] در دل هایشان وجود دارد، آگاه نماید اظهار ترس و نگرانی می‌کنند؛ بگو: مسخره کنید، خدا آنچه را از آن بیمناک و نگرانید، آشکار خواهد کرد.///منافقان مى‌ترسند که مباد از آسمان در باره آنها سوره‌اى نازل شود و از آنچه در دل نهفته‌اند با خبرشان سازد. بگو: مسخره کنید، که خدا آنچه را که از آن مى‌ترسید آشکار خواهد ساخت.///منافقان از آن بیم دارند که سوره‌اى بر ضد آنها نازل شود و به آنچه در دل دارند آگاهشان سازد. بگو: مسخره کنید، بى‌تردید خداوند افشاگر چیزى است که از آن بیم دارید///منافقان بیم دارند از اینکه [مبادا] سوره‌اى در باره آنان نازل شود که ایشان را از آنچه در دلهایشان هست خبر دهد. بگو: «ریشخند کنید، بى‌تردید خدا آنچه را که [از آن‌] مى‌ترسید برملا خواهد کرد.»///منافقان بیم دارند که سوره‌اى به زیان آنان نازل شود که از آنچه در درونشان است، خبر دهد. بگو: «[هرچه مى‌خواهید] مسخره کنید. قطعا خداوند آنچه را که [از آشکار شدنش] بیم دارید، آشکار خواهد کرد.»///منافقان از آن روزی می‌ترسند که خدا سوره‌ای بفرستد که آنها را از آنچه در درون آنهاست آگاه کند. بگو: اکنون تمسخر کنید، خدا آنچه را که از آن می‌ترسید آشکار خواهد ساخت.///منافقان بیمناکند از اینکه سوره‌ای بر ضد آنان نازل گردد که [مؤمنان را] از ما فی‌الضمیرشان آگاه گرداند، بگو ریشخند کنید، بی‌گمان خداوند آشکارکننده رازی است که از آن بیمناکید///منافقان از آن بیم دارند که سوره‌ای بر ضد آنان نازل گردد، و به آنها از اسرار درون قلبشان خبر دهد. بگو: «استهزا کنید! خداوند، آنچه را از آن بیم دارید، آشکار می‌سازد!»///ترسند منافقان که فرستاده شود بر ایشان سوره‌ای که آگهیشان دهد آنچه در دلهای ایشان است بگو استهزاء کنید همانا خدا است برون‌آورنده آنچه می‌ترسید///منافقان بیم دارند از اینکه (مبادا) سوره‌ای بر آنان نازل شود که ایشان را از آنچه در دل‌هایشان هست خبری مهم دهد. بگو: «مسخره کنید. بی‌تردید خدا آنچه را که (از آن) می‌ترسید برون آورنده است.» quran_en_fa If thou dost question them, they declare (with emphasis): "We were only talking idly and in play." Say: "Was it at Allah, and His Signs, and His Messenger, that ye were mocking?" و اگر [نسبت به اعمال ناهنجار و گفتار باطلشان] از آنان بازخواست کنی، قاطعانه می‌گویند: فقط شوخی وبازی کردیم! بگو: آیا خدا وآیات او و پیامبرش را مسخره می‌کردید؟!///و اگر [نسبت به اعمال ناهنجار و گفتار باطلشان] از آنان بازخواست کنی، قاطعانه می‌گویند: فقط شوخی وبازی کردیم! بگو: آیا خدا وآیات او و پیامبرش را مسخره می‌کردید؟!///اگر از آنها بپرسى که چه مى‌کردید؟ مى‌گویند: ما با هم حرف مى‌زدیم و بازى مى‌کردیم. بگو: آیا خدا و آیات او و پیامبرش را مسخره مى‌کردید؟///و اگر از ایشان سؤال کنى [چرا استهزا مى‌کردید]، مسلما خواهند گفت: ما صرفا به شوخى حرف مى‌زدیم و تفریح مى‌کردیم. بگو: آیا خدا و آیات او و رسولش را مسخره مى‌کردید///و اگر از ایشان بپرسى، مسلما خواهند گفت: «ما فقط شوخى و بازى مى‌کردیم.» بگو: «آیا خدا و آیات او و پیامبرش را ریشخند مى‌کردید؟»///اگر از منافقان [دلیل تمسخرشان را] بپرسى، قطعا مى‌گویند: «ما فقط شوخى و بازى مى‌کردیم [، غرضى نداشتیم].» بگو: «آیا خداوند و آیات او و پیامبرش را مسخره مى‌کردید!؟»///و اگر از آنها بپرسی (که چرا سخریه و استهزاء می‌کنید؟) پاسخ دهند که ما به مزاح و مطایبه سخن می‌راندیم. بگو: آیا با خدا و آیات و رسول او تمسخر می‌کردید؟!///و اگر از ایشان بپرسی [چرا ریشخند می‌کردید] بی‌گمان خواهند گفت، ما فقط حرف می‌زدیم و خود را سرگرم می‌کردیم، بگو آیا به خداوند و آیات او و پیامبر او ریشخند می‌کردید؟///و اگر از آنها بپرسی (: «چرا این اعمال خلاف را انجام دادید؟!»)، می‌گویند: «ما بازی و شوخی می‌کردیم!» بگو: «آیا خدا و آیات او و پیامبرش را مسخره می‌کردید؟!»///و اگر پرسیشان همانا گویند جز این نیست که فرو می‌رفتیم (سرگرمی داشتیم) و بازی می‌کردیم بگو آیا به خدا و آیتهای او و پیمبرش استهزاء می‌کردید///و بی‌گمان اگر از ایشان بپرسی، بی‌‌امان همی خواهند گفت: «ما فقط (در کار نابسامانمان) فرورفته و بازی می‌کرده‌ایم.» بگو: «آیا خدا و آیات او و پیامبرش را مسخره می‌کرده‌اید؟» quran_en_fa Make ye no excuses: ye have rejected Faith after ye had accepted it. If We pardon some of you, We will punish others amongst you, for that they are in sin. [بگو: نسبت به اعمال و گفتارتان] عذرخواهی نکنید که [عذرخواهی شما را پایه واساسی نیست] یقینا شما پس از ایمانتان کافر شدید؛ اگر از گروهی از شما [که تابع و دنباله رو بودید] درگذریم، گروه دیگر را [که سردمداران برنامه‌های منافقانه بودند] به سبب آنکه همواره [در جامعه اسلامی] دست به جرم و خطا می‌زدند، قطعا عذاب می‌کنیم.///[بگو: نسبت به اعمال و گفتارتان] عذرخواهی نکنید که [عذرخواهی شما را پایه واساسی نیست] یقینا شما پس از ایمانتان کافر شدید؛ اگر از گروهی از شما [که تابع و دنباله رو بودید] درگذریم، گروه دیگر را [که سردمداران برنامه‌های منافقانه بودند] به سبب آنکه همواره [در جامعه اسلامی] دست به جرم و خطا می‌زدند، قطعا عذاب می‌کنیم.///عذر میاورید. پس از ایمان، کافر شده‌اید. اگر از تقصیر گروهى از شما بگذریم گروه دیگر را که مجرم بوده‌اند عذاب خواهیم کرد.///عذر نیاورید به راستى بعد از ایمانتان کافر شدید. اگر از تقصیر گروهى از شما بگذریم، گروهى دیگر را عذاب خواهیم کرد، چرا که آنان تبهکار بودند///عذر نیاورید، شما بعد از ایمانتان کافر شده‌اید. اگر از گروهى از شما درگذریم، گروهى [دیگر] را عذاب خواهیم کرد، چرا که آنان تبهکار بودند.///[بى‌جهت] عذر و بهانه نیاورید. شما بعد از ایمانتان، کافر شدید. اگر از گروهى از شما [به خاطر توبه یا آن که بار اولشان است،] درگذریم، گروهى [دیگر] را به خاطر سابقه‌ى جرمشان کیفر مى‌دهیم.///عذر نیاورید، که شما بعد از ایمان کافر شدید، اگر از برخی (نادانان و ساده لوحان) شما درگذریم گروهی (فتنه‌گر) را نیز عذاب خواهیم کرد که مردمی بسیار زشتکار بوده‌اند.///عذر و بهانه نیاورید به راستی که پس از ایمانتان کافر شده‌اید، اگر گروهی از شما را ببخشیم گروهی را عذاب می‌کنیم چرا که گناهکار بوده‌اند///(بگو:) عذر خواهی نکنید (که بیهوده است؛ چرا که) شما پس از ایمان آوردن، کافر شدید! اگر گروهی از شما را (بخاطر توبه) مورد عفو قرار دهیم، گروه دیگری را عذاب خواهیم کرد؛ زیرا مجرم بودند!///پوزش نخواهید همانا کافر شدید پس از ایمانتان اگر درگذریم از گروهی از شما عذاب کنیم گروهی را بدانکه بودند گنهکاران‌///عذر نیاورید. بی‌چون شما بعد از ایمانتان کافر شدید. اگر از گروهی از شما (به‌خاطر پوزششان) درگذریم، گروهی (دیگر) را به علت اینکه همواره تبهکار بوده‌اند عذاب خواهیم کرد. quran_en_fa The Hypocrites, men and women, (have an understanding) with each other: They enjoin evil, and forbid what is just, and are close with their hands. They have forgotten Allah; so He hath forgotten them. Verily the Hypocrites are rebellious and perverse. مردان و زنان منافق همانند و مشابه یکدیگرند، به کار بد فرمان می‌دهند و از کار نیک باز می‌دارند و از انفاق در راه خدا امساک می‌ورزند، خدا را فراموش کردند و خدا هم آنان را [از لطف و رحمت خود] محروم کرد؛ یقینا منافقانند که فاسق اند.///مردان و زنان منافق همانند و مشابه یکدیگرند، به کار بد فرمان می‌دهند و از کار نیک باز می‌دارند و از انفاق در راه خدا امساک می‌ورزند، خدا را فراموش کردند و خدا هم آنان را [از لطف و رحمت خود] محروم کرد؛ یقینا منافقانند که فاسق اند.///مردان منافق و زنان منافق، همه همانند یکدیگرند. به کارهاى زشت فرمان مى‌دهند و از کارهاى نیک جلو مى‌گیرند و مشت خود را از انفاق در راه خدا مى‌بندند. خدا را فراموش کرده‌اند. خدا نیز ایشان را فراموش کرده است، زیرا منافقان نافرمانانند.///مردان و زنان منافق همه از یکدیگرند که امر به منکر و نهى از معروف مى‌کنند و دست‌هاى خود را [از انفاق‌] بسته مى‌دارند. خدا را فراموش کرده‌اند و او هم فراموششان کرده است. آرى، منافقان همان فاسقانند///مردان و زنان دو چهره، [همانند] یکدیگرند. به کار ناپسند وامى‌دارند و از کار پسندیده باز مى‌دارند، و دستهاى خود را [از انفاق‌] فرو مى‌بندند. خدا را فراموش کردند، پس [خدا هم‌] فراموششان کرد. در حقیقت، این منافقانند که فاسقند.///مردان و زنان منافق، از یکدیگرند، [از یک قماشند،] به منکر فرمان مى‌دهند و از معروف نهى مى‌کنند و دست‌هاى خود را [از بخشش و انفاق] مى‌بندند. خدا را فراموش کرده‌اند، پس خداوند نیز آنان را فراموش کرده است. همانا منافقان، همان فاسقانند.///مردان و زنان منافق، متفق با همدیگر و طرفدار یکدیگرند، مردم را به کار بد وا می‌دارند و از کار نیکو منع می‌کنند و دست خود را (از انفاق در راه خدا) می‌بندند، و چون خدا را فراموش کردند خدا نیز آنها را فراموش کرد (یعنی به خود واگذاشت تا از هر سعادت محروم شوند)، در حقیقت منافقان بدترین زشتکاران عالمند.///مردان و زنان منافق همه از یکدیگرند که امر به منکر و نهی از معروف می‌کنند و دستانشان را [از انفاق‌] بسته می‌دارند، خداوند را فراموش کرده‌اند و خداوند هم [به کیفر آن‌] فراموششان کرده است، بی‌گمان منافقان فاسقند///مردان منافق و زنان منافق، همه از یک گروهند! آنها امر به منکر، و نهی از معروف می‌کنند؛ و دستهایشان را (از انفاق و بخشش) می‌بندند؛ خدا را فراموش کردند، و خدا (نیز) آنها را فراموش کرد (، و رحمتش را از آنها قطع نمود)؛ به یقین، منافقان همان فاسقانند!///مردان دوروی و زنان دوروی برخیشان از آن برخی است فرمان دهند به زشتی و بازدارند از نیکی و بسته دارند دستهای خود را فراموش کردند خدای را پس فراموششان کرد همانا دورویانند نافرمانان‌///مردان و زنان منافق همانند یکدیگرند؛ (دیگران و خودشان را) به کار ناشناخته [: ناپسند] وا می‌دارند و از کار شناخته شده [: پسندیده] باز می‌دارند، و دست‌های خود را (از خوبی‌ها) فرو می‌بندند. خدا را فراموش کردند، پس او (هم) فراموششان کرد. منافقان، بی‌گمان (هم) اینان فاسقانند. quran_en_fa Allah hath promised the Hypocrites men and women, and the rejecters, of Faith, the fire of Hell: Therein shall they dwell: Sufficient is it for them: for them is the curse of Allah, and an enduring punishment,- خدا آتش دوزخ را به مردان و زنان منافق و کافران وعده داده، در آن جاودانه‌اند، همان برای آنان بس است و خدا لعنتشان کرده و برای آنان عذابی پایدار است.///خدا آتش دوزخ را به مردان و زنان منافق و کافران وعده داده، در آن جاودانه‌اند، همان برای آنان بس است و خدا لعنتشان کرده و برای آنان عذابی پایدار است.///خدا به مردان منافق و زنان منافق و کافران وعده آتش جهنم داده است. در آن جاودانه‌اند. همین برایشان بس است. لعنت خدا بر آنها باد و به عذابى پایدار گرفتار خواهند شد.///خدا به مردان و زنان منافق و به کافران، آتش جهنم را وعده داده است که در آن جاودانه‌اند. همین براى ایشان بس است، و خداوند لعنتشان کرده و براى آنان عذابى دایم است///خدا به مردان و زنان دو چهره و کافران، آتش جهنم را وعده داده است. در آن جاودانه‌اند. آن [آتش‌] براى ایشان کافى است، و خدا لعنتشان کرده و براى آنان عذابى پایدار است.///خداوند به مردان و زنان منافق و به کافران، وعده‌ى آتش دوزخ را داده، که پیوسته در آن خواهند بود. آن [دوزخ] برایشان بس است و خداوند آنان را لعنت کرده [و از لطف خویش دور ساخته] و برایشان عذابى پایدار است.///خدا مرد و زن از منافقان و کافران را وعده آتش دوزخ و خلود در آن داده، همان دوزخ برای (کیفر) آنها کافی است و خدا آنها را لعن کرده و عذابی ابدی دارند.///خداوند به مردان منافق و زنان منافق و کافران از آتش جهنم بیم داده است که جاودانه در آنند و همان ایشان را بس، و خداوند لعنتشان کرده است و عذابی پاینده دارند///خداوند به مردان و زنان منافق و کفار، وعده آتش دوزخ داده؛ جاودانه در آن خواهند ماند -همان برای آنها کافی است! - و خدا آنها را از رحمت خود دور ساخته؛ و عذاب همیشگی برای آنهاست!///وعده داد خدا مردان دوروی و زنان دوروی و کافران را آتش دوزخ جاودانان در آن بس است ایشان را و براندشان خدا و ایشان را است عذابی پاینده‌///خدا به مردان و زنان منافق و کافران، آتش جهنم را وعده داده است، (که) در آن جاودانه‌اند. همان (آتش) برایشان کافی است و خدا لعنتشان کرده، و برایشان عذابی پایدار کننده است. quran_en_fa As in the case of those before you: they were mightier than you in power, and more flourishing in wealth and children. They had their enjoyment of their portion: and ye have of yours, as did those before you; and ye indulge in idle talk as they did. They!- their work are fruitless in this world and in the Hereafter, and they will lose (all spiritual good). [همه شما منافقان و کافران در نفاق و کفر] مانند کسانی هستید که پیش از شما بودند؛ آنان از شما نیرومندتر و اموال و فرزندانشان بیشتر بود؛ آنان از سهمشان [که در دنیا از نعمت‌های خدا داشتند در امور باطل] بهره گرفتند؛ پس شما نیز از سهمتان همان گونه که آنان از سهمشان بهره گرفتند بهره گرفتید، و به صورتی که [آنان در شهواتشان] فرو رفتند فرو رفتید؛ اینانند که اعمالشان در دنیا و آخرت تباه و بی اثر است و در حقیقت اینانند که زیانکارند.///[همه شما منافقان و کافران در نفاق و کفر] مانند کسانی هستید که پیش از شما بودند؛ آنان از شما نیرومندتر و اموال و فرزندانشان بیشتر بود؛ آنان از سهمشان [که در دنیا از نعمت‌های خدا داشتند در امور باطل] بهره گرفتند؛ پس شما نیز از سهمتان همان گونه که آنان از سهمشان بهره گرفتند بهره گرفتید، و به صورتی که [آنان در شهواتشان] فرو رفتند فرو رفتید؛ اینانند که اعمالشان در دنیا و آخرت تباه و بی اثر است و در حقیقت اینانند که زیانکارند.///همانند کسانى که پیش از شما بودند، با نیروى بیشتر و دارایى و فرزندان بیشتر. ایشان از نصیب خویش بهره‌مند شدند. شما نیز از نصیب خویش بهره‌مند شده‌اید، همچنان که کسانى که پیش از شما بوده‌اند، از نصیب خویش بهره‌مند شده بودند. شما سخنان ناپسند گفتید، همچنان که ایشان سخن ناپسند مى‌گفتند. اعمال آنان در دنیا و آخرت ناچیز گردید و زیانمند شدند.///[شما منافقان‌] مانند آن کسانى هستید که پیش از شما بودند. [و] نیرویى افزون‌تر از شما داشتند و دارایى و اولادشان بیشتر بود. آنان از بهره‌ى خود استفاده کردند، شما نیز همان طور که پیشینیانتان بهره‌مند شدند از بهره‌ى خود استفاده کرده‌اید، و شما بیهوده گفت/// [حال شما منافقان‌] چون کسانى است که پیش از شما بودند: آنان از شما نیرومندتر و داراى اموال و فرزندان بیشتر بودند. پس، از نصیب خویش [در دنیا] برخوردار شدند، و شما [هم‌] از نصیب خود برخوردار شدید؛ همان گونه که آنان که پیش از شما بودند از نصیب خویش برخوردار شدند، و شما [در باطل‌] فرو رفتید؛ همان گونه که آنان فرو رفتند. آنان اعمالشان در دنیا و آخرت به هدر رفت و آنان همان زیانکارانند.///[حال شما منافقان،] همچون کسانى است که پیش از شما بودند، [با آن که] آنان نیرومندتر از شما و ثروتمندتر و صاحب فرزندان بیشترى بودند. پس آنان از نصیبشان بهره‌مند شدند. شما نیز همان­گونه که پیشینیان شما بهره‌مند شدند، بهره‌ى خود را بردید و [در روش باطل خود] فرو رفتید، چنان که آنان فرو رفتند. آنها اعمالشان در دنیا و آخرت محو شد و آنان همان زیانکارانند.///(شما هم دنیا پرستید) به مانند آنهایی که پیش از شما بودند در صورتی که پیشینیان از شما قوی‌تر بودند و مال و اولادشان بیشتر بود، پس به سهم خود (از متاع فانی دنیا دو روزی) متمتع بودند، اکنون هم که نوبت به شما رسید به تمتع دنیا به سهم خود مانند آنها سرگرم شدید و هم (در شهوات دنیا) به مانند آنها فرو رفتید! آنان مردمی هستند که اعمالشان در دنیا و آخرت نابود و باطل گشت و هم آنان به حقیقت زیانکاران عالمند.///همانند پیشینیانتان که از شما نیرومندتر و ثروتمندتر و پرزاد و رودتر بودند، آری آنان از نصیب خویش بهره‌مند شدند و شما نیز همانند پیشینیانتان که از نصیب خویش بهره‌مند شدند، از نصیب خویش بهره‌مند شدید، و همانند آنان که ژاژخایی کردند، ژاژخایی کردید، اینان اعمالشان در دنیا و آخرت تباه شده و اینان زیانکارند///(شما منافقان،) همانند کسانی هستید که قبل از شما بودند (و راه نفاق پیمودند؛ بلکه) آنها از شما نیرومندتر، و اموال و فرزندانشان بیشتر بود! آنها از بهره خود (از مواهب الهی در راه گناه و هوس) استفاده کردند؛ شما نیز از بهره خود، (در این راه) استفاده کردید، همان گونه که آنها استفاده کردند؛ شما (در کفر و نفاق و استهزای مؤمنان) فرو رفتید، همان گونه که آنها فرو رفتند؛ (ولی سرانجام) اعمالشان در دنیا و آخرت نابود شد؛ و آنها همان زیانکارانند!///مانند آنان که پیش از شما بودند سخت‌تر از شما در نیرو و بیشتر در خواسته‌ها و فرزندان پس کامیاب شدند از بهره خویش سپس شما کامیاب شدید از بهره خود چنانکه کامیاب شدند آنان که پیش از شما بودند از بهره خود و فرورفتید چنانکه فرورفتند (سرگرم شدید) آنان تباه شد کردارشان در دنیا و آخرت و ایشانند زیانکاران‌///(حال شما منافقان) همچون (حال) کسانی است که پیش از شما بودند. آنان از شما نیرومندتر و دارای اموال و فرزندانی بیشتر بوده‌اند. پس بر حسب خوی (ناپسند) خودشان از نصیب خودشان برخوردار شدند. و شما (هم) به خوی (بد) خود بهره (ها) بردید، چنان که پیشینیانتان به خوی (بد) شان بهره‌ (ها) بردند. و شما (در باطل) فرو رفتید، همان گونه که آنان (در باطل) فرو رفتند. آنان اعمالشان در دنیا و آخرت به هدر رفت و اینان، (هم) ایشان زیان‌کارانند. quran_en_fa Hath not the story reached them of those before them?- the People of Noah, and 'Ad, and Thamud; the People of Abraham, the men of Midian, and the cities overthrown. To them came their messengers with clear signs. It is not Allah Who wrongs them, but they wrong their own souls. آیا خبر کسانی که پیش از آنان بودند به اینان نرسیده؟ خبر قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و اصحاب مدین و شهرهای زیر و رو شده [قوم لوط] که پیامبرانشان برای آنان دلایل روشن آوردند [ولی نپذیرفتند]؛ خدا بر آن نبود که به آنان ستم ورزد، ولی آنان بودند که همواره بر خود ستم می‌کردند.///آیا خبر کسانی که پیش از آنان بودند به اینان نرسیده؟ خبر قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و اصحاب مدین و شهرهای زیر و رو شده [قوم لوط] که پیامبرانشان برای آنان دلایل روشن آوردند [ولی نپذیرفتند]؛ خدا بر آن نبود که به آنان ستم ورزد، ولی آنان بودند که همواره بر خود ستم می‌کردند.///آیا خبر کسانى که پیش از آنها بوده‌اند چون قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و اصحاب مدین و مؤتفکه را نشنیده‌اند که پیامبرانشان با نشانه‌هاى آشکار بر آنها مبعوث شدند؟ خدا به آنها ستم نمى‌کرد، آنان خود بر خود ستم مى‌کردند.///آیا خبر کسانى که پیش از آنان بودند: قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و اهل مدین و شهرهاى زیر و رو شده به ایشان نرسیده‌است؟ پیامبرانشان حجت‌هاى روشن برایشان آوردند و چنین نبود که خدا بر آنان ستم کند، بلکه آنها بودند که به خود ستم مى‌کردند///آیا گزارش [حال‌] کسانى که پیش از آنان بودند: قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و اصحاب مدین و شهرهاى زیر و رو شده، به ایشان نرسیده است؟ پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان آوردند، خدا بر آن نبود که به آنان ستم کند ولى آنان بر خود ستم روا مى‌داشتند.///آیا خبر کسانى که پیش از آنان بودند، [سرنوشت] قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و اصحاب مدین و شهرهاى زیر و رو شده، به آنان نرسیده است؟ پیامبرانشان دلایل روشن برایشان آوردند، [ولى آنان لجاجت کردند و نابود شدند.] پس خداوند به آنان ستم نکرد، بلکه خودشان به خویش ستم مى‌کردند.///آیا اخبار پیشینیانشان مانند قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و اهل مدین و مؤتفکات (یعنی شهرهای ویران شده قوم لوط) به آنها نرسید که رسولان الهی آیات و معجزات آشکار بر آنها آوردند (ولی آنها نپذیرفتند و هلاک شدند؟ آری) خدا هیچ ستمی بر آنها نکرد بلکه آنها خود در حق خویش ستم می‌کردند.///آیا خبر پیشینیانشان از قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و اهل مدین و شهرهای زیر و زبر شده‌ [ی قوم لوط] به آنان نرسیده است که پیامبرانشان معجزات برایشان آوردند و [در نهایت‌] خداوند نخواست بر آنان ستم کند اما [آنان‌] بر خود ستم می‌کردند///آیا خبر کسانی که پیش از آنها بودند، به آنان نرسیده است؟! «قوم نوح» و «عاد» و «ثمود» و «قوم ابراهیم» و «اصحاب مدین» [= قوم شعیب‌] و «شهرهای زیر و رو شده» [= قوم لوط]؛ پیامبرانشان دلایل روشن برای آنان آوردند، (ولی نپذیرفتند؛) خداوند به آنها ستم نکرد، اما خودشان بر خویشتن ستم می‌کردند!///آیا نرسیدشان داستان آنان که پیش از ایشان بودند قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و یاران مدین و واژگون شدگان آمدندشان پیمبرانشان به نشانیها پس ستم نکرد بر ایشان خدا لیکن بودند خویشتن را ستم می‌کردند///آیا گزارش مهم کسانی که پیش از آنان بودند - قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و اصحاب مدین و شهرهای زیر و رو شده - به ایشان نرسیده است‌؟ پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان آوردند. پس خدا هرگز بر آن نبوده تا به آنان ستم کند، ولی آنان بر خود ستم روا می‌داشته‌اند. quran_en_fa The Believers, men and women, are protectors one of another: they enjoin what is just, and forbid what is evil: they observe regular prayers, practise regular charity, and obey Allah and His Messenger. On them will Allah pour His mercy: for Allah is Exalted in power, Wise. مردان و زنان با ایمان دوست و یار یکدیگرند؛ همواره به کارهای نیک و شایسته فرمان می‌دهند و از کارهای زشت و ناپسند بازمی دارند، و نماز را برپا می‌کنند، و زکات می‌پردازند، و از خدا و پیامبرش اطاعت می‌نمایند؛ یقینا خدا آنان را مورد رحمت قرار می‌دهد؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///مردان و زنان با ایمان دوست و یار یکدیگرند؛ همواره به کارهای نیک و شایسته فرمان می‌دهند و از کارهای زشت و ناپسند بازمی دارند، و نماز را برپا می‌کنند، و زکات می‌پردازند، و از خدا و پیامبرش اطاعت می‌نمایند؛ یقینا خدا آنان را مورد رحمت قرار می‌دهد؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///مردان مؤمن و زنان مؤمن دوستان یکدیگرند. به نیکى فرمان مى‌دهند و از ناشایست باز مى‌دارند، و نماز مى‌گزارند و زکات مى‌دهند و از خدا و پیامبرش فرمانبردارى مى‌کنند. خدا اینان را رحمت خواهد کرد، خدا پیروزمند و حکیم است.///و مردان و زنان با ایمان یار و دوستدار یکدیگرند که امر به معروف و نهى از منکر مى‌کنند و نماز به پا مى‌دارند و زکات مى‌دهند و از خدا و پیامبرش فرمان مى‌برند. آنان را خدا به زودى مشمول رحمت قرار مى‌دهد [و] خداوند شکست‌ناپذیر، حکیم است///و مردان و زنان با ایمان، دوستان یکدیگرند، که به کارهاى پسندیده وا مى‌دارند، و از کارهاى ناپسند باز مى‌دارند، و نماز را بر پا مى‌کنند و زکات مى‌دهند، و از خدا و پیامبرش فرمان مى‌برند. آنانند که خدا به زودى مشمول رحمتشان قرار خواهد داد، که خدا توانا و حکیم است.///مردان و زنان با ایمان، یار و یاور و اولیاى یکدیگرند. به معروف فرمان مى‌دهند و از منکرات و بدى‌ها نهى مى‌کنند. نماز بر پاى داشته، زکات مى‌پردازند و از خداوند و پیامبرش پیروى مى‌کنند. به زودى خداوند آنان را مشمول رحمت خویش قرار خواهد داد. همانا خداوند، تواناى غالب و حکیم است.///و مردان و زنان مؤمن همه یاور و دوستدار یکدیگرند، خلق را به کار نیکو وادار و از کار زشت منع می‌کنند و نماز به پا می‌دارند و زکات می‌دهند و حکم خدا و رسول او را اطاعت می‌کنند، آنان را البته خدا مشمول رحمت خود خواهد گردانید، که خدا صاحب اقتدار و درست کردار است.///و مردان و زنان مؤمن دوستدار همدیگرند، که امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و نماز برپا می‌دارند و زکات می‌پردازند و از خداوند و پیامبر او اطاعت می‌کنند، زودا که خداوند بر آنان رحمت آورد، که خداوند پیروزمند فرزانه است‌///مردان و زنان باایمان، ولی (و یار و یاور) یکدیگرند؛ امر به معروف، و نهی از منکر می‌کنند؛ نماز را برپا می‌دارند؛ و زکات را می‌پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت می‌کنند؛ بزودی خدا آنان را مورد رحمت خویش قرارمی‌دهد؛ خداوند توانا و حکیم است!///مردان مؤمن و زنان مؤمنه برخی از ایشانند دوستان برخی فرمان کنند به نیکی و بازدارند از بدی و بپای دارند نماز را و بدهند زکوة را و فرمان برند خدا و پیمبرش را آنان را بزودی رحم کند خدا و هر آینه خدا است عزتمند حکیم‌///و مردان و زنان باایمان، دوست‌دار، نگهدار و پشتوانه‌ی یکدیگرند. همدیگر را به کارهای شناخته شده [: پسندیده] وامی‌دارند و از کارهای ناشناخته [: ناپسند] باز می‌دارند و نماز را بر پا می‌دارند و زکات را می‌دهند و خدا و پیامبرش را فرمان می‌برند. اینانند که خدا به زودی مشمول رحمتشان قرار خواهد داد. به‌راستی خدا عزیزی حکیم است. quran_en_fa Allah hath promised to Believers, men and women, gardens under which rivers flow, to dwell therein, and beautiful mansions in gardens of everlasting bliss. But the greatest bliss is the good pleasure of Allah: that is the supreme felicity. خدا به مردان و زنان با ایمان بهشت هایی را وعده داده که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است؟ در آن جاودانه‌اند، و نیز سراهای پاکیزه‌ای را در بهشت‌های ابدی [وعده فرموده] و هم چنین خشنودی و رضایتی از سوی خدا [که از همه آن نعمت‌ها] بزرگ‌تر است؛ این همان کامیابی بزرگ است.///خدا به مردان و زنان با ایمان بهشت هایی را وعده داده که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است؟ در آن جاودانه‌اند، و نیز سراهای پاکیزه‌ای را در بهشت‌های ابدی [وعده فرموده] و هم چنین خشنودی و رضایتی از سوی خدا [که از همه آن نعمت‌ها] بزرگ‌تر است؛ این همان کامیابی بزرگ است.///خدا به مردان مؤمن و زنان مؤمن بهشتهایى را وعده داده است که جویها در آن جارى است، و بهشتیان همواره در آنجایند و نیز خانه‌هایى نیکو در بهشت جاوید. ولى خشنودى خدا از همه برتر است که پیروزى بزرگ، خشنودى خداوند است.///خداوند به مردان و زنان با ایمان، بهشت‌هایى را که از پاى درختانش نهرها جارى است، که همیشه در آنند و سراهایى پاکیزه در جنات عدن وعده داده است، ولى رضوان خدا [از همه‌] برتر است، این همان کامیابى بزرگ است///خداوند به مردان و زنان با ایمان باغهایى وعده داده است که از زیر [درختان‌] آن نهرها جارى است. در آن جاودانه خواهند بود. و [نیز] سراهایى پاکیزه در بهشتهاى جاودان [به آنان وعده داده است‌] و خشنودى خدا بزرگتر است. این است همان کامیابى بزرگ.///خداوند به مردان و زنان با ایمان، باغ‌هایى را وعده داده است که از پاى [درختان] آن، نهرها جارى است و در آن جاودانند و [نیز] مسکن‌هایى دلپسند در بهشت برین ولى رضایت و خرسندى خداوند، برتر و والاتر است. این همان رستگارى بزرگ است.///خدا اهل ایمان را از مرد و زن وعده فرموده که در بهشت خلد ابدی که زیر درختانش نهرها جاری است درآورد و در عمارات نیکو و پاکیزه بهشت عدن منزل دهد و برتر و بزرگتر از هر نعمت، مقام رضا و خشنودی خداست و آن به حقیقت فیروزی بزرگ است.///خداوند به مردان مؤمن و زنان مؤمن وعده بوستانهایی را داده است که جویباران از فرودست آن جاری است، که جاودانه در آنند و [نیز] خانه‌های پاک و پسندیده‌ای در بهشت عدن، و خشنودی الهی برتر [از همه چیز] است، این همان رستگاری بزرگ است‌///خداوند به مردان و زنان باایمان، باغهایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشتهای جاودان (نصیب آنها ساخته)؛ و (خشنودی و) رضای خدا، (از همه اینها) برتر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است!///وعده داد خدا مردان مؤمن و زنان مؤمنه را باغهائی که روان است زیر آنها جویها جاودانان در آن و نشیمنهای پاکیزه در باغستان جاودان و خوشنودی از خدا است بزرگتر این است آن رستگاری بزرگ‌///خدا به مردان و زنان باایمان باغ‌هایی وعده داده است که از زیر (درختان) شان نهرها روان است (و اینان) در آنها جاودانه‌اند؛ و (نیز) سراهایی پاکیزه در باغ‌های جاودان (به آنان وعده داده است) و خشنودی‌ای از (سوی‌) خدا بزرگ‌تر (از این باغ‌ها و سراها) است. این است همان کامیابی و سعادت با سلامت و عظمت. quran_en_fa O Prophet! strive hard against the unbelievers and the Hypocrites, and be firm against them. Their abode is Hell,- an evil refuge indeed. ای پیامبر! با کافران و منافقان به جهاد برخیز و نسبت به آنان سخت گیری کن [و درشت خو باش]؛ و جایگاهشان دوزخ است؛ و دوزخ بد بازگشت گاهی است.///ای پیامبر! با کافران و منافقان به جهاد برخیز و نسبت به آنان سخت گیری کن [و درشت خو باش]؛ و جایگاهشان دوزخ است؛ و دوزخ بد بازگشت گاهی است.///اى پیامبر، با کافران و منافقان بجنگ و با آنان به شدت رفتار کن، جایگاهشان جهنم است که بد سرانجامى است.///اى پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر و جایگاهشان دوزخ است، و چه بد سر انجامى است///اى پیامبر، با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر، و جایگاهشان دوزخ است، و چه بد سرانجامى است.///اى پیامبر! با کافران و منافقان ستیز کن و بر آنان سخت‌گیر و خشن باش که جایگاهشان دوزخ است و بد سرنوشتى دارند!///ای پیغمبر با کافران و منافقان جهاد و مبارزه کن و بر آنها بسیار سخت‌گیر، و مسکن و مأوای آنها دوزخ است که بسیار بد بازگشتگاه و منزلگاهی است.///ای پیامبر با کافران و منافقان جهاد کن و با آنان درشتی کن که سر او سرانجامشان جهنم است و بد سرانجامی است‌///ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن، و بر آنها سخت بگیر! جایگاهشان جهنم است؛ و چه بد سرنوشتی دارند!///ای پیمبر نبرد کن با کافران و منافقان و درشتی نمای بر ایشان و جایگاه ایشان است دوزخ و چه بد جایگاهی است‌///هان ای پیامبر برجسته! با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر. و پناهگاهشان دوزخ است و چه بد سرانجامی است. quran_en_fa They swear by Allah that they said nothing (evil), but indeed they uttered blasphemy, and they did it after accepting Islam; and they meditated a plot which they were unable to carry out: this revenge of theirs was (their) only return for the bounty with which Allah and His Messenger had enriched them! If they repent, it will be best for them; but if they turn back (to their evil ways), Allah will punish them with a grievous penalty in this life and in the Hereafter: They shall have none on earth to protect or help them. همواره سوگند می‌خورند که [بر ضد پیامبر سخن ناروا و نادرست] نگفته‌اند، در صورتی که سخن کفرآمیز گفته‌اند و پس از اسلامشان کافر شده‌اند و به آنچه [از اهداف خائنانه‌ای که] دست نیافتند، اهتمام ورزیدند، و زبان به عیب جویی و انکار [نسبت به پیامبر] نگشودند مگر پس از آنکه خدا و پیامبرش آنان را از فضل و احسان خود توانگر ساختند؛ پس اگر توبه کنند برای آنان بهتر است؛ و اگر روی [از خدا و پیامبر] برگردانند، خدا آنان را در دنیا و آخرت به عذابی دردناک مجازات خواهد کرد و آنان را در زمین سرپرست و یاری [برای نجاتشان از چنگال عذاب] نخواهد بود.///همواره سوگند می‌خورند که [بر ضد پیامبر سخن ناروا و نادرست] نگفته‌اند، در صورتی که سخن کفرآمیز گفته‌اند و پس از اسلامشان کافر شده‌اند و به آنچه [از اهداف خائنانه‌ای که] دست نیافتند، اهتمام ورزیدند، و زبان به عیب جویی و انکار [نسبت به پیامبر] نگشودند مگر پس از آنکه خدا و پیامبرش آنان را از فضل و احسان خود توانگر ساختند؛ پس اگر توبه کنند برای آنان بهتر است؛ و اگر روی [از خدا و پیامبر] برگردانند، خدا آنان را در دنیا و آخرت به عذابی دردناک مجازات خواهد کرد و آنان را در زمین سرپرست و یاری [برای نجاتشان از چنگال عذاب] نخواهد بود.///به خدا سوگند مى‌خورند که نگفته‌اند، ولى کلمه کفر را بر زبان رانده‌اند. و پس از آنکه اسلام آورده بودند کافر شده‌اند. و قصد کارى کردند، اما بدان نایل نشدند. عیبجوییشان از آن روست که خدا و پیامبرش از غنایم بى‌نیازشان کردند. پس اگر توبه کنند خیرشان در آن است، و اگر رویگردان شوند خدا به عذاب دردناکى در دنیا و آخرت معذبشان خواهد کرد و آنها را در روى زمین نه دوستدارى خواهد بود و نه مددکارى.///به خدا سوگند مى‌خورند که [چیزى‌] نگفته‌اند، ولى قطعا سخن کفرآمیز گفته‌اند و پس از اسلامشان کافر شدند و تصمیم به چیزى گرفتند (قتل پیامبر) که به آن نرسیدند. آنها فقط از این انتقام گرفتند که خدا و رسولش آنها را با فضل خود بى‌نیاز کرد! [پس به جاى شکر انت///به خدا سوگند مى‌خورند که [سخن ناروا] نگفته‌اند، در حالى که قطعا سخن کفر گفته و پس از اسلام آوردنشان کفر ورزیده‌اند، و بر آنچه موفق به انجام آن نشدند همت گماشتند، و به عیبجویى برنخاستند مگر [بعد از] آنکه خدا و پیامبرش از فضل خود آنان را بى‌نیاز گردانیدند. پس اگر توبه کنند براى آنان بهتر است، و اگر روى برتابند، خدا آنان را در دنیا و آخرت عذابى دردناک مى‌کند، و در روى زمین یار و یاورى نخواهند داشت.///[منافقان] به خدا سوگند مى‌خورند که [سخنى کفرآمیز] نگفته‌اند، در حالى­که قطعا سخن کفر [آمیز] گفته‌اند و پس از اسلام آوردنشان کافر شدند و تصمیم به کارى [چون کشتن پیامبر] گرفتند که به آن دست نیافتند و جز این که خداوند و پیامبرش آنان را از لطف خویش بى‌نیاز کرده، عیبى [براى پیامبر و مؤمنین] نیافتند. [با این حال] اگر توبه کنند، برایشان بهتر است و اگر روى بگردانند، خداوند آنان را در دنیا و آخرت به عذابى دردناک گرفتار مى‌کند و در روى زمین هیچ دوست و یاورى برایشان نخواهد بود.///(منافقان) قسم به خدا یاد می‌کنند که (حرف کفر) بر زبان نیاورده‌اند، و (چنین نیست) البته سخن کفر گفته و پس از اظهار اسلام کافر شدند و همت بر آنچه موفق بر آن نشدند گماشتند (یعنی همت بر قتل رسول و اخراج او و هر گونه فساد در دین او گماشتند ولی موفق نشدند) آنها به جای آنکه از آن بی‌نیازی که به فضل خدا و رسول نصیب آنها شد شکر گویند در مقام انتقام و دشمنی برآمدند، اکنون هم اگر باز توبه کنند برای آنها بهتر است و اگر روی بگردانند آنها را خدا در دنیا و آخرت به عذابی دردناک معذب خواهد فرمود و دیگر در همه روی زمین یک نفر دوستدار و یاوری برای آنها نخواهد بود.///اینان به خداوند سوگند می‌خورند که نگفته‌اند ولی به راستی سخن کفرآمیز را گفته‌اند، و بعد از اسلام آوردنشان کافر شده‌اند، و آهنگ کاری را کرده‌اند که به آن دست نیافته‌اند و به انکار برنخواستند مگر از آن روی که خداوند و پیامبرش از فضل خویش ایشان را توانگر ساخته‌اند، اگر توبه کنند برایشان بهتر است، و اگر رویگردان شوند، خداوند ایشان را در دنیا و آخرت به عذابی دردناک گرفتار خواهد ساخت و در این سرزمین یار و یاوری ندارند///به خدا سوگند می‌خورند که (در غیاب پیامبر، سخنان نادرست) نگفته‌اند؛ در حالی که قطعا سخنان کفرآمیز گفته‌اند؛ و پس از اسلام‌آوردنشان، کافر شده‌اند؛ و تصمیم (به کار خطرناکی) گرفتند، که به آن نرسیدند. آنها فقط از این انتقام می‌گیرند که خداوند و رسولش، آنان را به فضل (و کرم) خود، بی‌نیاز ساختند! (با این حال،) اگر توبه کنند، برای آنها بهتر است؛ و اگر روی گردانند، خداوند آنها را در دنیا و آخرت، به مجازات دردناکی کیفر خواهد داد؛ و در سراسر زمین، نه ولی و حامی دارند، و نه یاوری!///سوگند خورند به خدا نگفتند و هر آینه گفتند سخن کفر را و کافر شدند پس از اسلامشان و خواستند آنچه را بدان نرسیدند و کین ندارند مگر از آن رو که بی‌نیازشان کرد خدا و پیمبرش از فضل خود پس اگر توبه کنند بهتر باشدشان و اگر پشت کنند عذابشان کند خدا عذابی دردناک در دنیا و آخرت و نیستشان در زمین دوست و نه یاوری‌///به خدا سوگند می‌خورند که (سخن ناروا) نگفته‌اند، در حالی که همواره همانا سخن کفر گفته‌اند و پس از اسلام آوردنشان کفر ورزیده‌اند و به آنچه به آن دست نیافتند همت گماشتند و به انکار (و انگارتان) به پیگیری انتقام‌آمیز (تان) بر نخاستند مگر (برای) آنکه خدا و پیامبرش از فضل خود آنان را بی‌نیاز گردانید. پس اگر توبه کنند برای آنان خوب است (و) اگر روی برتابند، خدا آنان را در دنیا و آخرت عذابی دردناک می‌کند و در روی زمین پشتوانه و یاوری برایشان نیست. quran_en_fa Amongst them are men who made a covenant with Allah, that if He bestowed on them of His bounty, they would give (largely) in charity, and be truly amongst those who are righteous. از منافقان کسانی هستند که با خدا پیمان بستند، چنانچه خدا از فضل و احسانش به ما عطا کند، یقینا صدقه خواهیم داد و از شایستگان خواهیم شد.///از منافقان کسانی هستند که با خدا پیمان بستند، چنانچه خدا از فضل و احسانش به ما عطا کند، یقینا صدقه خواهیم داد و از شایستگان خواهیم شد.///بعضى از آنها با خدا پیمان بستند که اگر از فضل خود مالى نصیبمان کند، زکات مى‌دهیم و در زمره صالحان درمى‌آییم.///بعضى از آنها با خدا عهد بستند که اگر از کرم خویش به ما عطا کند، قطعا صدقه خواهیم داد و بى‌تردید از صالحان خواهیم شد///و از آنان کسانى‌اند که با خدا عهد کرده‌اند که اگر از کرم خویش به ما عطا کند، قطعا صدقه خواهیم داد و از شایستگان خواهیم شد.///و برخى از آنان با خدا پیمان بسته بودند که: «اگر خداوند از فضل خویش به ما عطا کند، حتما صدقه [و زکات] خواهیم داد و از نیکوکاران خواهیم بود.»///و بعضی از آنها این گونه با خدا عهد بستند که اگر نعمت و رحمتی نصیب ما کند البته صدقه (یعنی زکات) پردازیم و از نیکان می‌شویم.///و از ایشان کسانی هستند که با خداوند عهد کرده بودند که اگر از فضل خویش به ما ببخشد، زکات خواهیم داد و از صالحان خواهیم شد///بعضی از آنها با خدا پیمان بسته بودند که: «اگر خداوند ما را از فضل خود روزی دهد، قطعا صدقه خواهیم داد؛ و از صالحان (و شاکران) خواهیم بود!»///و از ایشان است آنکه پیمان بندد با خدا که اگر داد به ما از فضل خویش همانا صدقه دهیم و بشویم از شایستگان‌///و از آنان کسانی (اند که) با خدا عهد کردند: «اگر همواره از کرم خویش به ما عطا کند، به‌راستی همواره از تصدیق‌کنندگان باشیم و بی‌چون همچنان از شایستگان خواهیم بود.» quran_en_fa But when He did bestow of His bounty, they became covetous, and turned back (from their covenant), averse (from its fulfilment). هنگامی که خدا از فضل و احسانش به آنان عطا کرد نسبت به [هزینه کردن] آن [در راه خدا] بخل ورزیدند و اعراض کنان [از پیمانشان] روی گرداندند.///هنگامی که خدا از فضل و احسانش به آنان عطا کرد نسبت به [هزینه کردن] آن [در راه خدا] بخل ورزیدند و اعراض کنان [از پیمانشان] روی گرداندند.///چون خدا از فضل خود مالى نصیبشان کرد، بخل ورزیدند و به اعراض بازگشتند.///اما هنگامى که از فضل خویش به آنان بخشید، بدان بخل ورزیدند، و به اعراض روى برتافتند///پس چون از فضل خویش به آنان بخشید، بدان بخل ورزیدند، و به حال اعراض روى برتافتند.///پس چون خداوند از فضل خویش به آنان بخشید، بدان بخل ورزیدند و [به پیمان] پشت کرده و روى‌گردان شدند.///و (با این عهد) باز چون خدا از فضل و نعمت خود نصیب آنها کرد بر آن بخل ورزیدند و (از آن عهد) روی گردانیده و (از حق) اعراض کردند.///و چون خداوند از فضل خویش به ایشان بخشید، در آن بخل ورزیدند و برگشتند و رویگردان شدند///اما هنگامی که خدا از فضل خود به آنها بخشید، بخل ورزیدند و سرپیچی کردند و روی برتافتند!///تا گاهی که داد بدیشان از فضلش بخل ورزیدند بدان و پشت کردند حالی که ایشانند روی‌گردانان‌///پس چون (خدا) از فضل خویش به آنان داد، بدان بخل ورزیدند و به حال اعراض روی برتافتند. quran_en_fa So He hath put as a consequence hypocrisy into their hearts, (to last) till the Day, whereon they shall meet Him: because they broke their covenant with Allah, and because they lied (again and again). پس برای آنکه به وعده‌های خود با خدا وفا نکردند، و همواره دروغ می‌گفتند، نفاقی [ثابت] در دل هایشان تا روزی که خدا را ملاقات کنند، باقی گذاشت.///پس برای آنکه به وعده‌های خود با خدا وفا نکردند، و همواره دروغ می‌گفتند، نفاقی [ثابت] در دل هایشان تا روزی که خدا را ملاقات کنند، باقی گذاشت.///و از آن پس تا روزى که همراه با آن خلف وعده با خدا و آن دروغها که مى‌گفتند با او ملاقات کنند، دلهایشان را جاى نفاق ساخت.///پس [این رفتار] روحیه نفاق را تا روزى که خدا را ملاقات کنند در دل‌هایشان قرار داد، بدین سبب که با خدا خلف وعده کردند و به این خاطر که دروغ مى‌گفتند///در نتیجه، به سزاى آنکه با خدا خلف وعده کردند و از آن روى که دروغ مى‌گفتند، در دلهایشان -تا روزى که او را دیدار مى‌کنند- پیامدهاى نفاق را باقى گذارد.///سرانجام به دنبال آن که با خدا در آنچه پیمان بسته بودند، خلف وعده کردند و بدان سبب که دروغ مى‌گفتند، [خداوند، روح] نفاق را تا روزى که به دیدار او رسند، در دل‌هاى آنان قرار داد.///در نتیجه (این تکذیب و نقض عهد) خدا هم دل آنها را ظلمتکده نفاق گردانید تا روزی که به کیفر بخل و اعمال زشت خود برسند، زیرا با خدا خلف وعده کرده و دروغ می‌گفتند.///او نیز به خاطر آنکه وعده خویش را با خداوند خلاف کرده بودند و به خاطر آنکه دروغ می‌گفتند، تا روزی که به لقای او [و پای حساب‌] برسند، به دنبال آن، [داغ‌] نفاق بر دلهایشان نهاد///این عمل، (روح) نفاق را، تا روزی که خدا را ملاقات کنند، در دلهایشان برقرار ساخت. این بخاطر آن است که از پیمان الهی تخلف جستند؛ و بخاطر آن است که دروغ می‌گفتند.///پس پیرو ایشان گردانید نفاقی را در دلهای ایشان تا روزی که بدو رسند بدانچه شکستند آنچه را با خدا پیمان بستند و بدانچه بودند دروغ می‌گفتند///پس به سزای آنکه با خدا خلف وعده کردند و از آن روی که دروغ می‌گفتند، در دل‌هایشان - تا روزی که او را دیدار کنند - نفاقی پایدار قرار داد. quran_en_fa Know they not that Allah doth know their secret (thoughts) and their secret counsels, and that Allah knoweth well all things unseen? آیا ندانستند که خدا اسرار و پنهان سخن گفتن آنان را می‌داند و قطعا خدا دانای به همه نهان هاست؟!///آیا ندانستند که خدا اسرار و پنهان سخن گفتن آنان را می‌داند و قطعا خدا دانای به همه نهان هاست؟!///آیا نمى‌دانند که خدا راز دل ایشان را مى‌داند و از پچ‌پچ کردنشان آگاه است؟ زیرا اوست که داناى نهانهاست.///آیا ندانسته‌اند که خدا راز و نجوایشان را مى‌داند و خدا داننده‌ى غیب‌هاست///آیا ندانسته‌اند که خدا راز آنان و نجواى ایشان را مى‌داند و خدا داناى رازهاى نهانى است؟///آیا ندانستند که خداوند، راز آنان و سخنان آهسته [و در گوشى] آنان را مى‌داند و این که خداوند، به همه‌ى غیب‌ها داناست؟!///آیا ندانستند که خدا از باطن آنها و سخنان سری ایشان آگاه است و خدا دانای غیب و عالم به اسرار پنهانی است؟!///آیا نمی‌دانند که خداوند راز و نجوایشان را می‌داند و اینکه خداوند دانای رازهای نهانی است‌///آیا نمی‌دانستند که خداوند، اسرار و سخنان درگوشی آنها را می‌داند؛ و خداوند دانای همه غیبها (و امور پنهانی) است؟!///آیا ندانستند که خدا می‌داند نهانشان و رازشان را و آنکه خدا است دانای نهانها///آیا ندانسته‌اند که خدا بی‌گمان رازشان و نجوایشان را می‌داند و اینکه خدا همواره بس دانای رازهای نهان است‌؟ quran_en_fa Those who slander such of the believers as give themselves freely to (deeds of) charity, as well as such as can find nothing to give except the fruits of their labour,- and throw ridicule on them,- Allah will throw back their ridicule on them: and they shall have a grievous penalty. آنان که در رابطه باصدقات از مؤمنانی که [افزون بر صدقه واجبشان از روی رضا ورغبت] صدقه [مستحبی] می‌پردازند، عیب جویی می‌کنند، و کسانی را که جز به اندازه قدرتشان [ثروت و مالی] نمی‌یابند [تا صدقه دهند] مسخره می‌کنند؛ خدا هم کیفر مسخره آنان را خواهدداد و برای آنان عذابی دردناک خواهدبود.///آنان که در رابطه باصدقات از مؤمنانی که [افزون بر صدقه واجبشان از روی رضا ورغبت] صدقه [مستحبی] می‌پردازند، عیب جویی می‌کنند، و کسانی را که جز به اندازه قدرتشان [ثروت و مالی] نمی‌یابند [تا صدقه دهند] مسخره می‌کنند؛ خدا هم کیفر مسخره آنان را خواهدداد و برای آنان عذابی دردناک خواهدبود.///خداوند به استهزا مى‌گیرد کسانى را که بر مؤمنانى که به رغبت صدقه مى‌دهند و بیش از استطاعت خویش چیزى نمى‌یابند، عیب مى‌گیرند و مسخره‌شان مى‌کنند. و ایشان را عذابى دردآور است.///کسانى که به مؤمنانى که داوطلبانه صدقات مى‌دهند طعنه مى‌زنند و آنان را که بیش از استطاعت خویش نمى‌یابند [که احسان کنند] مسخره‌شان مى‌کنند، خدا نیز آنها را مسخره مى‌کند و آنها را عذابى دردناک است///کسانى که بر مؤمنانى که [افزون بر صدقه واجب‌]، از روى میل، صدقات [مستحب نیز] مى‌دهند، عیب مى‌گیرند، و [همچنین‌] از کسانى که [در انفاق‌] جز به اندازه توانشان نمى‌یابند، [عیبجویى مى‌کنند] و آنان را به ریشخند مى‌گیرند، [بدانند که] خدا آنان را به ریشخند مى‌گیرد و براى ایشان عذابى پر درد خواهد بود.///منافقان بر مؤمنانى که [علاوه بر زکات،] داوطلبانه صدقات مستحب نیز مى‌دهند و همچنین بر مؤمنان [تهى‌دستى] که جز به اندازه‌ى توانشان چیزى [براى انفاق و پشتیبانى از جبهه] نمى‌یابند، عیب مى‌گیرند و آنان را مسخره مى‌کنند. [بدانند که] خداوند آنان را به استهزاء مى‌گیرد [و کیفر تمسخرشان را خواهد داد] و عذابى دردناک در انتظار آنهاست.///آن کسانی که عیب‌جویی می‌کنند بر آن مؤمنانی که به صدقات مستحب فقیران را دستگیری می‌کنند و همچنین مسخره می‌کنند مؤمنانی را که از اندک چیزی که مقدور آنهاست هم (در راه خدا) مضایقه نمی‌کنند، خدا هم آنها را البته مسخره و مجازات می‌کند و به آنها عذابی دردناک خواهد رسید.///کسانی که به داوطلبان مؤمن درباره صدقات [آنان‌] و نیز درباره کسانی که چیزی جز نهایت وسع [ناچیز] خویش نمی‌یابند، طعنه می‌زنند و آنان را ریشخند می‌کنند، [بدانند که‌] خداوند [به کیفر آن‌] ریشخندشان می‌کند و عذابی دردناک [درپیش‌] دارند///آنهایی که از مؤمنان اطاعت کار، در صدقاتشان عیبجویی می‌کنند، و کسانی را که (برای انفاق در راه خدا) جز به مقدار (ناچیز) توانائی خود دسترسی ندارند، مسخره می‌نمایند، خدا آنها را مسخره می‌کند؛ (و کیفر استهزاکنندگان را به آنها می‌دهد؛) و برای آنها عذاب دردناکی است!///آنان که نکوهش کنند داوطلبان را از مؤمنان در صدقات و آنان را که ندارند جز تلاش خویش پس مسخره کنندشان خدا آنان را مسخره کند و برای آنان است عذابی دردناک‌///کسانی که از مؤمنان -که از روی میل صدقات می‌دهند- در پنهانی عیب می‌گیرند. و (همچنین) از کسانی که (در انفاق) جز به اندازه‌ی توان رنج‌آمیزشان نمی‌یابند، (عیب‌جویی می‌کنند) پس آنان را به مسخره می‌گیرند، (بدانند که) خدا آنان را به مسخره گرفته و برایشان عذابی پردرد است. quran_en_fa Whether thou ask for their forgiveness, or not, (their sin is unforgivable): if thou ask seventy times for their forgiveness, Allah will not forgive them: because they have rejected Allah and His Messenger: and Allah guideth not those who are perversely rebellious. برای آنان [که عیب جویان مسخره کننده‌اند] چه آمرزش بخواهی چه نخواهی [یکسان است] اگر برای آنان هفتاد بار هم آمرزش بخواهی، خدا هرگز آنان را نخواهد آمرزید؛ زیرا آنان به خدا و پیامبرش کفر ورزیدند و خدا گروه فاسقان را هدایت نمی‌کند.///برای آنان [که عیب جویان مسخره کننده‌اند] چه آمرزش بخواهی چه نخواهی [یکسان است] اگر برای آنان هفتاد بار هم آمرزش بخواهی، خدا هرگز آنان را نخواهد آمرزید؛ زیرا آنان به خدا و پیامبرش کفر ورزیدند و خدا گروه فاسقان را هدایت نمی‌کند.///مى‌خواهى برایشان آمرزش بخواه مى‌خواهى آمرزش نخواه، اگر هفتاد بار هم برایشان آمرزش بخواهى خدایشان نخواهد آمرزید، زیرا به خدا و پیامبرش ایمان ندارند و خدا مردم نافرمان را هدایت نمى‌کند.///[مى‌خواهى‌] برایشان آمرزش بخواه، یا برایشان آمرزش نخواه، اگر هفتاد بار هم برایشان آمرزش بخواهى، خدا هرگز آنها را نخواهد بخشید. این به سبب آن است که آنها خدا و رسول او را انکار کردند، و خداوند مردم نافرمان را هدایت نمى‌کند///چه براى آنان آمرزش بخواهى یا برایشان آمرزش نخواهى [یکسان است، حتى‌] اگر هفتاد بار برایشان آمرزش طلب کنى هرگز خدا آنان را نخواهد آمرزید، چرا که آنان به خدا و فرستاده‌اش کفر ورزیدند، و خدا گروه فاسقان را هدایت نمى‌کند.///براى منافقان استغفار کنى یا استغفار نکنى، [یکسان است.] اگر هفتاد بار برایشان آمرزش بخواهى، خداوند هرگز آنان را نخواهد بخشید. این [قهر حتمى الهى]، به خاطر آن است که آنان به خدا و پیامبرش کفر ورزیدند و خدا، گروه فاسق را هدایت نمى‌کند.///(ای پیغمبر) تو بر آن مردم منافق خواهی طلب مغفرت بکن یا نکن، اگر هفتاد مرتبه هم بر آنها (از خدا) آمرزش طلبی خدا هرگز آنان را نخواهد بخشید، زیرا آنها (از راه فسق و سرکشی) به خدا و رسول او کافر شدند و خدا فاسقان را هرگز هدایت نخواهد کرد.///چه برای آنان آمرزش بخواهی، چه آمرزش نخواهی [یکسان است‌]، اگر هفتاد بار برای آنان آمرزش بخواهی خداوند هرگز آنان را نخواهد آمرزید، این از آن است که به خداوند و پیامبرش کفرورزیدند و خداوند نافرمانان را هدایت نمی‌کند///چه برای آنها استغفار کنی، و چه نکنی، (حتی) اگر هفتاد بار برای آنها استغفار کنی، هرگز خدا آنها را نمی‌آمرزد! چرا که خدا و پیامبرش را انکار کردند؛ و خداوند جمعیت فاسقان را هدایت نمی‌کند!///آمرزش بخواه برای آنان یا نخواه اگر هفتاد بار برای ایشان آمرزش خواهی نیامرزدشان خدا این بدان است که کفر ورزیدند به خدا و پیمبرش و خدا هدایت نکند گروه نافرمانان را///برایشان پوشش بخواهی یا برایشان پوشش نخواهی - (حتی‌) اگر هفتاد بار (هم) برایشان پوشش بخواهی‌- هرگز خدا (گناهان‌) آنان را نخواهد پوشید، (چرا) که آنان بی‌گمان به خدا و فرستاده‌اش کفر ورزیدند. و خدا گروه فاسقان را هدایت نمی‌کند. quran_en_fa Those who were left behind (in the Tabuk expedition) rejoiced in their inaction behind the back of the Messenger of Allah: they hated to strive and fight, with their goods and their persons, in the cause of Allah: they said, "Go not forth in the heat." Say, "The fire of Hell is fiercer in heat." If only they could understand! بر جای ماندگان [از جنگ تبوک] از خانه نشستن خود به سبب مخالفت با پیامبر خدا خوشحال شدند و خوش نداشتند که با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد کنند، و [به مؤمنان] گفتند: در این گرما [برای جهاد] بیرون نروید. بگو: آتش دوزخ در حرارت و گرمی، بسیار سخت‌تر است، اگر می‌فهمیدید.///بر جای ماندگان [از جنگ تبوک] از خانه نشستن خود به سبب مخالفت با پیامبر خدا خوشحال شدند و خوش نداشتند که با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد کنند، و [به مؤمنان] گفتند: در این گرما [برای جهاد] بیرون نروید. بگو: آتش دوزخ در حرارت و گرمی، بسیار سخت‌تر است، اگر می‌فهمیدید.///آنان که در خانه نشسته‌اند و از همراهى با رسول خدا تخلف ورزیده‌اند خوشحالند. جهاد با مال و جان خویش را، در راه خدا، ناخوش شمردند و گفتند: در هواى گرم به جنگ نروید. اگر مى‌فهمند بگو: گرماى آتش جهنم بیشتر است.///آنها که در خانه‌ها نشستند و از همراهى با رسول خدا [در جهاد] تخلف ورزیدند خوشحال شدند و از جهاد با مال و جان خود در راه خدا کراهت داشتند، و گفتند: در این گرما به جنگ نروید. بگو: آتش جهنم سوزان‌تر است، اگر مى‌فهمیدند///بر جاى‌ماندگان، به [خانه‌] نشستن خود، پس از رسول خدا، شادمان شدند، و از اینکه با مال و جان خود در راه خدا جهاد کنند، کراهت داشتند، و گفتند: «در این گرما بیرون نروید.» بگو: «-اگر دریابند- آتش جهنم سوزان‌تر است.»///کسانى که بر خلاف [فرمان] رسول خدا، از جنگ سر باز زدند و از خانه نشستن خود [به هنگام جنگ تبوک،] شادمان شدند و از این که با اموال و جان‌هاى خود در راه خدا جهاد کنند، کراهت داشتند و گفتند: «در این گرما [براى جنگ] بیرون نروید!» بگو: آتش دوزخ، سوزان‌تر است!» مى‌فهمیدند.///آنهایی که از جهاد در رکاب رسول خدا باز نهاده شدند از این بازماندنشان خوشحالند و مجاهده به مال و جانشان در راه خدا را خوش نداشتند و (مؤمنان را هم از جهاد منع کرده و به آنها) گفتند: شما در این هوای سوزان از وطن خود بیرون نروید! آنان را بگو: آتش دوزخ بسیار سوزان‌تر است، اگر می‌فهمیدند.///واپس‌گذشتگان، از خانه‌نشینی خود که مخالفت با پیامبر خدا بود، شادمان شدند، و [در دل‌] ناخوش داشتند که در راه خدا به مال و جانشان جهاد کنند، و می‌گفتند در گرما رهسپار نشوید، بگو اگر دریابند آتش جهنم گرمتر است‌///تخلف‌جویان (از جنگ تبوک،) از مخالفت با رسول خدا خوشحال شدند؛ و کراهت داشتند که با اموال و جانهای خود، در راه خدا جهاد کنند؛ و (به یکدیگر و به مؤمنان) گفتند: «در این گرما، (بسوی میدان) حرکت نکنید!» (به آنان) بگو: «آتش دوزخ از این هم گرمتر است!» اگر می‌دانستند!///شاد شدند کنارگیرندگان به بازنشستن خود بر زیان پیمبر خدا و ناخوش داشتند جهادکردن را به مالها و جانهای خود در راه خدا و گفتند نکوچید در گرما بگو آتش دوزخ سخت‌تر است به سوزش اگر درمی‌یافتند///تخلف یافتگان، با زمین‌گیر شدنشان بر خلاف رسول خدا شادمان شدند و از اینکه با مال‌ها و جان‌هاشان در راه خدا جهاد کنند بسی ناخوش گشتند و گفتند: «در (این) گرما (برای جنگ) کوچ نکنید!» بگو: «اگر دریافته بودند آتش جهنم سوزان‌تر (از سوز جنگ) است.» quran_en_fa Let them laugh a little: much will they weep: a recompense for the (evil) that they do. پس به کیفر گناهانی که همواره مرتکب می‌شدند باید کمتر بخندند و بسیار بگریند.///پس به کیفر گناهانی که همواره مرتکب می‌شدند باید کمتر بخندند و بسیار بگریند.///به سزاى اعمالى که انجام داده‌اند باید که اندک بخندند و فراوان بگریند.///پس به سزاى آنچه کسب مى‌کردند باید کم بخندند و بسیار بگریند///از این پس کم بخندند، و به جزاى آنچه به دست مى‌آوردند، بسیار بگریند.///پس به سزاى آنچه کسب مى‌کردند، کم بخندند و بسیار بگریند!///اکنون آنها باید خنده کم و گریه بسیار کنند به کیفر اعمالی که می‌کردند.///از این پس، اندکی بخندند و فراوان بگریند، که کیفر کار و کردارشان است‌///از این‌رو آنها باید کمتر بخندند و بسیار بگریند! (چرا که آتش جهنم در انتظارشان است) این، جزای کارهایی است که انجام می‌دادند!///باید بخندند کم و بگریند بسیار پاداشی بدانچه بودند دست می‌آوردند///(از این) پس به سزای آنچه به دست می‌آورده‌اند باید کم بخندند و بسیار بگریند. quran_en_fa If, then, Allah bring thee back to any of them, and they ask thy permission to come out (with thee), say: "Never shall ye come out with me, nor fight an enemy with me: for ye preferred to sit inactive on the first occasion: Then sit ye (now) with those who lag behind." چنانچه خدا تو را [از سفر جنگ تبوک] به سوی گروهی از آنان [که بدون عذر از جنگ بازماندند] بازگردانید و آنان برای بیرون آمدن [به سوی جنگی دیگر] از تو اجازه خواستند، پس بگو: هرگز با من بیرون نخواهید آمد، و هرگز همراه من با هیچ دشمنی نخواهید جنگید؛ زیرا شما نخستین بار به نشستن در خانه [و ترک جنگ] خوشحال شدید، اکنون هم با مخالفین بنشینید.///چنانچه خدا تو را [از سفر جنگ تبوک] به سوی گروهی از آنان [که بدون عذر از جنگ بازماندند] بازگردانید و آنان برای بیرون آمدن [به سوی جنگی دیگر] از تو اجازه خواستند، پس بگو: هرگز با من بیرون نخواهید آمد، و هرگز همراه من با هیچ دشمنی نخواهید جنگید؛ زیرا شما نخستین بار به نشستن در خانه [و ترک جنگ] خوشحال شدید، اکنون هم با مخالفین بنشینید.///اگر خدا تو را از جنگ بازگردانید و با گروهى از ایشان دیدار کردى و از تو خواستند که براى جنگ دیگر بیرون آیند، بگو: شما هرگز با من به جنگ بیرون نخواهید شد و همراه من با هیچ دشمنى نبرد نخواهید کرد، زیرا شما از نخست به نشستن در خانه خشنود بوده‌اید. پس اکنون هم با آنان که از فرمان تخلف کرده‌اند در خانه بمانید.///و اگر خدا تو را به سوى گروهى از آنها برگردانید و از تو براى اعزام شدن [به جنگ دیگرى‌] اذن خواستند، بگو: هرگز با من راهى [جنگ‌] نخواهید شد، و هرگز همراه من با هیچ دشمنى نبرد نخواهید کرد، زیرا شما از همان اول به ماندن رضایت دادید، پس [حالا هم‌] با واما///و اگر خدا تو را به سوى طایفه‌اى از آنان بازگردانید، و آنان براى بیرون آمدن [به جنگ دیگرى‌] از تو اجازه خواستند، بگو: «شما هرگز با من خارج نخواهید شد، و هرگز همراه من با هیچ دشمنى نبرد نخواهید کرد، زیرا شما نخستین‌بار به نشستن تن دردادید. پس [اکنون هم‌] با خانه‌نشینان بنشینید.»///پس اگر خداوند تو را [پس از این جنگ،] به سوى طایفه‌اى از منافقان بازگرداند و آنان از تو براى حرکت [به جنگ دیگرى،] اجازه‌ى خروج خواستند، بگو: «شما هرگز با من بیرون نخواهید آمد و هرگز همراه من، با هیچ دشمنى نبرد نخواهید کرد، زیرا شما نخستین بار به نشستن در خانه راضى شدید، پس [اکنون نیز] با آنان که از فرمان تخلف کرده‌اند، [در خانه] بنشینید!»///پس اگر خدا تو را به سوی گروهی از آن بازماندگان (به مدینه) برگرداند و آنها (به ملاقات تو آمده و) اجازه جهاد خواهند، به آنها بگو: ابدا شما با من به جنگ نخواهید آمد و با هیچ کس از دشمنان من جهاد نخواهید کرد، شما هستید که اول بار برای تخلفتان از سفر جهاد اظهار مسرت می‌کردید، اکنون هم با بازماندگان به جای خود بنشینید.///و اگر خداوند تو را به سوی گروهی از آنان باز گرداند، و از تو برای همراهی اجازه خواستند، بگو هرگز همراه من نخواهید آمد، و هرگز همراه من، با هیچ دشمنی نخواهید جنگید، چرا که نخست بار به خانه‌نشینی راضی شدید، اکنون هم با خانه‌نشینان بنشینید///هرگاه خداوند تو را بسوی گروهی از آنان بازگرداند، و از تو اجازه خروج (بسوی میدان جهاد) بخواهند، بگو: «هیچ گاه با من خارج نخواهید شد! و هرگز همراه من، با دشمنی نخواهید جنگید! شما نخستین بار به کناره‌گیری راضی شدید، اکنون نیز با متخلفان بمانید!»///پس اگر بازگردانیدت خدا بسوی گروهی از ایشان پس دستور خواستند از تو برای کوچ بگو هرگز با من برون نیائید هیچگاه و هرگز نبرد نکنید با من دشمنی را همانا خوشنود شدید به بازنشستن نخستین بار پس بنشینید با بازماندگان‌///پس اگر خدا تو را سوی طایفه‌ای از آنان بازگردانید (و) در نتیجه برای بیرون آمدن (به جنگ دیگری) از تو اجازه خواستند، بگو: «شما هیچ‌گاه با من خارج نخواهید شد و هیچ‌گاه همراه من با هیچ دشمنی کشتار نخواهید کرد. شما نخستین بار بی‌گمان با معذوران و خانه‌نشینان به قعودتان خشنود شدید، پس (اکنون نیز) با (هم) آنان بنشینید.» quran_en_fa Nor do thou ever pray for any of them that dies, nor stand at his grave; for they rejected Allah and His Messenger, and died in a state of perverse rebellion. و هرگز به جنازه هیچ کدام از آنان نماز مخوان و بر گورش [برای دعا و طلب آمرزش] نایست؛ زیرا آنان به خدا و پیامبرش کافر شدند و در حالی که فاسق بودند، از دنیا رفتند.///و هرگز به جنازه هیچ کدام از آنان نماز مخوان و بر گورش [برای دعا و طلب آمرزش] نایست؛ زیرا آنان به خدا و پیامبرش کافر شدند و در حالی که فاسق بودند، از دنیا رفتند.///چون بمیرند، بر هیچ یک از آنان نماز مکن و بر قبرشان مایست. اینان به خدا و رسولش کافر شده‌اند و نافرمان مرده‌اند.///و هرگز بر هیچ یک از آنها که بمیرد نماز نخوان و بر سر گورش نایست، چرا که آنان به خدا و پیامبر او کافر شدند و در حال فسق مردند///و هرگز بر هیچ مرده‌اى از آنان نماز مگزار و بر سر قبرش نایست، چرا که آنان به خدا و پیامبر او کافر شدند و در حال فسق مردند.///و بر مرده‌ى هیچ یک از منافقان نماز مگزار! و [براى دعا و استغفار] بر قبرش نایست! چون آنان به خدا و پیامبرش کافر شدند و فاسق از دنیا رفتند.///و هیچ گاه به نماز میت آن منافقان حاضر مشو و بر (جنازه و) قبر آنها (به دعا) مایست، که آنها به خدا و رسولش کافر شدند و در حال فسق و بدکاری مردند.///و هرگز بر هیچ‌یک از آنان هنگامی که درگذشت نماز مخوان و بر سر گور او مایست، چرا که اینان به خداوند و پیامبر او کفرورزیده‌اند و در نافرمانی مرده‌اند///هرگز بر مرده هیچ یک از آنان، نماز نخوان! و بر کنار قبرش، (برای دعا و طلب آمرزش،) نایست! چرا که آنها به خدا و رسولش کافر شدند؛ و در حالی که فاسق بودند از دنیا رفتند!///و نماز نیار بر یکیشان که بمیرد هیچگاه و نایست بر قبرش همانا ایشان کفر ورزیدند به خدا و رسولش و مردند حالی که آنانند نافرمانان‌///و هیچ‌گاه بر هیچ مرده‌ای از آنان نماز مگزار و بر سر قبرش نایست. اینان بی‌چون به خدا و پیامبرش کافر شدند و در حال فسق مردند. quran_en_fa Nor let their wealth nor their (following in) sons dazzle thee: Allah's plan is to punish them with these things in this world, and that their souls may perish in their (very) denial of Allah. اموال و فرزندانشان تو را به شگفت نیاورد [این‌ها برای آنان خوشبختی نیست] خدا فقط می‌خواهد آنان را در دنیا به اموال و فرزندانشان عذاب کند، و در حالی که کافرند جانشان درآید.///اموال و فرزندانشان تو را به شگفت نیاورد [این‌ها برای آنان خوشبختی نیست] خدا فقط می‌خواهد آنان را در دنیا به اموال و فرزندانشان عذاب کند، و در حالی که کافرند جانشان درآید.///اموال و اولادشان به اعجابت نیفکند، خدا مى‌خواهد به سبب آنها در دنیا عذابشان کند و در عین کفر جان بسپارند.///و اموال و اولاد آنها تو را به شگفت نیندازند، جز این نیست که خدا مى‌خواهد در دنیا با اینها عذابشان کند و جانشان در حال کفر برآید///و اموال و فرزندان آنان تو را به شگفت نیندازد. جز این نیست که خدا مى‌خواهد ایشان را در دنیا به وسیله آن عذاب کند و جانشان در حال کفر بیرون رود.///اموال و فرزندان آنان، تو را به شگفتى و اعجاب نیاورد! همانا خداوند مى‌خواهد آنان را بدین وسیله در دنیا عذاب کند و در حال کفر، جانشان به در آید.///و بسیاری اموال و اولاد آن منافقان تو را به شگفت نیارد، که خدا خواهد آنها را به آن مال و اولاد در دنیا معذب گرداند و جانشان به حال کفر به درآید.///و اموال و اولادشان تو را به شگفتی نیندازد، جز این نیست که خداوند می‌خواهد به این وسیله در دنیا عذابشان کند و در حال کفر جانشان به در رود///مبادا اموال و فرزندانشان، مایه شگفتی تو گردد! (این برای آنها نعمت نیست؛ بلکه) خدا می‌خواهد آنها را به این وسیله در دنیا عذاب کند، و جانشان برآید در حالی که کافرند!///شگفت نیاردت خواسته‌ها و فرزندان ایشان جز این نیست که خدا خواهد عذابشان کند بدانها در دنیا و برون رود جانهاشان حالی که ایشانند کافران‌///و اموال و فرزندانشان، تو را به شگفتی نیندازد. خدا تنها همی خواهد ایشان را در دنیا بدان‌ها عذاب کند، و جان‌هاشان در حال کفرشان برکنده شود. quran_en_fa When a Sura comes down, enjoining them to believe in Allah and to strive and fight along with His Messenger, those with wealth and influence among them ask thee for exemption, and say: "Leave us (behind): we would be with those who sit (at home)." و چون سوره‌ای نازل شود که: [در آن سوره از آنان خواسته‌اند] به خدا ایمان آورید و همراه پیامبرش جهاد کنید؛ ثروتمندان و قدرتمندان [منافق] از تو اجازه می‌خواهند [که در جهاد شرکت نکنند] و می‌گویند: بگذار که ما با خانه نشینان باشیم.///و چون سوره‌ای نازل شود که: [در آن سوره از آنان خواسته‌اند] به خدا ایمان آورید و همراه پیامبرش جهاد کنید؛ ثروتمندان و قدرتمندان [منافق] از تو اجازه می‌خواهند [که در جهاد شرکت نکنند] و می‌گویند: بگذار که ما با خانه نشینان باشیم.///چون سوره‌اى نازل شد که به خدا ایمان بیاورید و با پیامبرش به جنگ بروید، توانگرانشان از تو رخصت خواستند و گفتند: ما را بگذار، تا با آنهایى که باید در خانه نشینند در خانه بنشینیم.///و چون سوره‌اى نازل شود که به خدا ایمان آورید و در کنار پیامبرش جهاد کنید، توانگرانشان از تو رخصت خواهند و گویند: بگذار ما با خانه نشینان باشیم///و چون سوره‌اى نازل شود که به خدا ایمان آورید و همراه پیامبرش جهاد کنید، ثروتمندانشان از تو عذر و اجازه خواهند و گویند: «بگذار که ما با خانه‌نشینان باشیم.»///و هر گاه سوره‌اى نازل شود که به خداوند ایمان آورید و همراه پیامبرش جهاد کنید، ثروتمندان [منافق]، از تو اجازه‌ى مرخصى [براى فرار از جبهه] مى‌خواهند و مى‌گویند: «ما را واگذار تا با خانه‌نشینان، [که از جنگ معافند،] باشیم.»///و هرگاه سوره‌ای نازل شود که امر به ایمان به خدا و جهاد با رسول (در راه دین خدا) کند ثروتمندان آن منافقان از حضور تو تقاضای معافی از جهاد کرده و گویند: ما را از معاف‌شدگان محسوب دار.///و چون سوره‌ای نازل شود که به خداوند ایمان آورید و همراه پیامبر او جهاد کنید توانمندانشان از تو عذر و اجازه می‌خواهند و گویند ما را بگذار با خانه‌نشینان باشیم‌///و هنگامی که سوره‌ای نازل شود (و به آنان دستور دهد) که: «به خدا ایمان بیاورید! و همراه پیامبرش جهاد کنید!»، افرادی از آنها [= گروه منافقان‌] که توانایی دارند، از تو اجازه می‌خواهند و می‌گویند: «بگذار ما با قاعدین [= آنها که از جهاد معافند] باشیم!»///و هرگاه فرود آید سوره‌ای که ایمان آرید به خدا و جهاد کنید همراه پیمبرش رخصت طلبند از تو توانگران ایشان و گویند بازگذار ما را باشیم با بازنشستگان‌///و هنگامی که سوره‌ای نازل شود که: «به خدا ایمان آورید و همراه پیامبرش جهاد کنید»، توانمندانشان از تو اجازه می‌خواهند و می‌گویند: «بگذار ما با (باز) نشستگان باشیم.» quran_en_fa They prefer to be with (the women), who remain behind (at home): their hearts are sealed and so they understand not. آنان راضی شده‌اند که با خانه نشینان باشند!! بر دل هایشان مهر تیره بختی زده شده پس [به همین سبب] آنان [منافع جهاد در راه خدا و بهره‌های آخرتی آن را] نمی‌فهمند.///آنان راضی شده‌اند که با خانه نشینان باشند!! بر دل هایشان مهر تیره بختی زده شده پس [به همین سبب] آنان [منافع جهاد در راه خدا و بهره‌های آخرتی آن را] نمی‌فهمند.///بدان راضى شده‌اند که قرین خانه‌نشینان باشند، بر دلهایشان مهر نهاده شده و نمى‌فهمند.///راضى شدند که با خانه‌نشینان باشند، و بر دل‌هایشان مهر زده شده است از این رو نمى‌فهمند///راضى شدند که با خانه‌نشینان باشند، و بر دلهایشان مهر زده شده است، در نتیجه قدرت درک ندارند.///آنان راضى شدند که با متخلفان و خانه‌نشینان باشند و بر دل‌هاى آنان مهر زده شده است، از این رو نمى‌فهمند.///بدان راضی بودند که با زنان و کودکان و عجزه در خانه بنشینند (و به جهاد حاضر نشوند)، و دلهای آنها نقش کفر و ظلمت گرفته و دیگر هیچ درک حقایق نکنند.///راضی شدند که با خانه‌نشینان باشند، و بر دلهایشان مهر [نفاق‌] نهاد شده است، از این روی در نمی‌یابند///(آری،) آنها راضی شدند که با متخلفان باشند؛ و بر دلهایشان مهر نهاده شده؛ از این رو (چیزی) نمی‌فهمند!///خرسند شدند که با بازماندگان مانند و مهر نهاده شد بر دلهای ایشان چنانکه درنمی‌یابند///راضی شدند که با بازنشستگان [: معذوران] باشند. و حال آنکه بر دل‌هایشان مهر نهاده شده است، پس دریافتی (درست از حقایق) ندارند. quran_en_fa But the Messenger, and those who believe with him, strive and fight with their wealth and their persons: for them are (all) good things: and it is they who will prosper. ولی پیامبر و کسانی که با او ایمان آوردند با اموال و جان هایشان جهاد کردند، اینانند که همه خیرات [دنیا و آخرت] برای آنان است و اینانند که رستگارند.///ولی پیامبر و کسانی که با او ایمان آوردند با اموال و جان هایشان جهاد کردند، اینانند که همه خیرات [دنیا و آخرت] برای آنان است و اینانند که رستگارند.///ولى پیامبر و کسانى که با او ایمان آورده‌اند با مال و جان خود در راه خدا جهاد کردند. نیکیها از آن آنهاست و آنهایند که رستگارانند.///ولى پیامبر و کسانى که با او ایمان آورده‌اند، با مال و جانشان جهاد کردند، و اینانند که خوبى‌ها براى آنان است، و هم آنان رستگارانند///ولى پیامبر و کسانى که با او ایمان آورده‌اند با مال و جانشان به جهاد برخاسته‌اند. و اینانند که همه خوبیها براى آنان است، اینان همان رستگارانند.///ولى [در مقابل منافقان رفاه‌طلب و گریزان از جنگ،] پیامبر و مؤمنان همراه او، با اموال و جان‌هایشان جهاد کردند و اینانند که همه‌ى خیرات و نیکى‌ها براى آنان است و همانانند رستگاران.///اما رسول و مؤمنان اصحابش به مال و جانشان در راه خدا جهاد کردند و آنهایند که همه خیرات و نیکوییها (ی دو عالم) مخصوص آنهاست و هم آنان سعادتمندان عالمند.///ولی پیامبر و کسانی که همراه او ایمان آورده‌اند به مال و جان جهاد می‌کنند و خیرات نصیب آنان است و هم اینان رستگارند///ولی پیامبر و کسانی که با او ایمان آوردند، با اموال و جانهایشان جهاد کردند؛ و همه نیکیها برای آنهاست؛ و آنها همان رستگارانند!///لیکن پیمبر و آنان که ایمان آوردند با وی جهاد کردند با مالها و جانهای خود و برای آنان است خوبیها و ایشانند رستگاران‌///ولی پیامبر و کسانی که با او ایمان آورده‌اند، با اموال و جان‌هاشان جهاد کردند. و اینانند که همه‌ی خوبی‌ها برایشان است و ایشان، (هم) اینان رستگار کنندگانند. quran_en_fa Allah hath prepared for them gardens under which rivers flow, to dwell therein: that is the supreme felicity. خدا برای آنان بهشت هایی را آماده کرده است که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، در آنجا جاودانه‌اند، این است کامیابی بزرگ.///خدا برای آنان بهشت هایی را آماده کرده است که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، در آنجا جاودانه‌اند، این است کامیابی بزرگ.///خدا برایشان بهشتهایى که جویها در آن روان است و در آنجا جاویدانند، آماده کرده است. این است رستگارى بزرگ.///خدا براى آنان باغ‌هایى آماده کرده است که از پاى درختانش نهرها جارى است و در آن جاودانه‌اند [و] این کامیابى بزرگ است///خدا براى آنان باغهایى آماده کرده است که از زیر [درختان‌] آن نهرها روان است، و در آن جاودانه‌اند. این همان رستگارى بزرگ است.///خداوند براى آنان، باغ‌هایى [در بهشت] آماده ساخته که نهرها از پاى [درختان] آنها جارى است و در آنجا جاودانند. این همان رستگارى بزرگ است.///خدا بر آنها باغهایی که به زیر درختانش نهرها جاری است مهیا فرموده که در آن تا ابد متنعم باشند و این به حقیقت سعادت و فیروزی بزرگ است.///خداوند برایشان بوستانهایی که جویباران از فرودست آن جاری است، آماده ساخته است که جاودانه در آنند، و این رستگاری بزرگ است‌///خداوند برای آنها باغهایی از بهشت فراهم ساخته که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند بود؛ و این است رستگاری (و پیروزی) بزرگ!///آماده کرد خدا برای ایشان باغهائی که روان است زیر آنها جویها جاودانان در آن این است رستگاری بزرگ‌///خدا برای آنان باغ‌هایی آماده ساخته، که از زیر (درختان) شان نهرها روان است، (و) در آنها جاودانه‌اند. این (همان) بهره‌ی (سالم و) بزرگ است. quran_en_fa And there were, among the desert Arabs (also), men who made excuses and came to claim exemption; and those who were false to Allah and His Messenger (merely) sat inactive. Soon will a grievous penalty seize the Unbelievers among them. عذر آورندگان از بادیه نشینان نزد تو آمدند تا به آنان اجازه [ترک جنگ] داده شود، و کسانی که به خدا و رسولش دروغ گفتند [بدون آمدن نزد تو و بی هیچ عذری در خانه] نشستند، به زودی به کسانی از آنان که کفر ورزیدند، عذابی دردناک خواهد رسید.///عذر آورندگان از بادیه نشینان نزد تو آمدند تا به آنان اجازه [ترک جنگ] داده شود، و کسانی که به خدا و رسولش دروغ گفتند [بدون آمدن نزد تو و بی هیچ عذری در خانه] نشستند، به زودی به کسانی از آنان که کفر ورزیدند، عذابی دردناک خواهد رسید.///گروهى از عربهاى بادیه‌نشین آمدند و عذر آوردند تا آنها را رخصت دهند که به جنگ نروند و آنهایى که به خدا و پیامبرش دروغ گفته بودند، در خانه نشستند. زودا که به کافرانشان عذابى دردآور خواهد رسید.///و عذرخواهان بادیه نشین آمدند تا به آنان اجازه‌ى [ترک جهاد] داده شود، و کسانى که به خدا و فرستاده‌ى او دروغ گفتند [نیز در خانه‌] نشستند. زودا که آن دسته از آنان را که کافر شدند عذابى دردناک برسد///و عذرخواهان بادیه‌نشین [نزد تو] آمدند تا به آنان اجازه [ترک جهاد] داده شود. و کسانى که به خدا و فرستاده او دروغ گفتند نیز در خانه نشستند. به زودى کسانى از آنان را که کفر ورزیدند عذابى دردناک خواهد رسید.///بادیه‌نشینانى که [از شرکت در جنگ] معذور بودند، [نزد تو] آمدند تا به آنان اذن داده شود [که در جنگ شرکت نکنند]، ولى کسانى که به خدا و پیامبرش دروغ گفتند [و عذرى نداشتند]، از جنگ بازنشستند. به زودى به کسانى از آنان که کفر ورزیدند، عذابى دردناک خواهد رسید.///و گروهی از اعراب بادیه (نزد تو) آمده و عذر می‌آورند که اجازه معافی از جهاد یابند و نیز گروهی که تکذیب خدا و رسول را کرده (بدون هیچ عذری) از جهاد بازنشستند، به زودی کافران از این دو طایفه را عذابی دردناک خواهد رسید.///و عذرتراشان اعرابی به نزد تو آمدند که به آنان اجازه [خانه‌نشینی‌] داده شود، و کسانی که به خداوند و پیامبرش دروغ گفتند نیز خانه‌نشین شدند، زودا که به آن دسته از آنان که کافر شده‌اند، عذابی دردناک برساند///و عذرآورندگان از اعراب، (نزد تو) آمدند که به آنها اجازه (عدم شرکت در جهاد) داده شود؛ و آنها که به خدا و پیامبرش دروغ گفتند، (بدون هیچ عذری در خانه خود) نشستند؛ بزودی به کسانی از آنها که مخالفت کردند (و معذور نبودند)، عذاب دردناکی خواهد رسید!///آمدند پوزش‌خواهان از اعراب (دشت نشینان) که اذن داده شود بدیشان و بازنشستند آنان که دروغ گفتند با خدا و پیمبرش زود است رسد آنان را که کفر ورزیدند از ایشان عذابی دردناک‌///و عذرخواهان بادیه‌نشین آمدند تا به آنان اجازه (ی ترک جهاد) داده شود و کسانی که به خدا و فرستاده‌اش دروغ گفتند نیز (در خانه‌هاشان) نشستند. به زودی به کسانی از آنان که کفر ورزیدند عذابی دردناک خواهد رسید. quran_en_fa There is no blame on those who are infirm, or ill, or who find no resources to spend (on the cause), if they are sincere (in duty) to Allah and His Messenger: no ground (of complaint) can there be against such as do right: and Allah is Oft-forgiving, Most Merciful. بر ناتوانان و بیماران و آنان که چیزی برای هزینه کردن [در راه جهاد] نمی‌یابند، گناهی نیست [که در جهاد شرکت نکنند] در صورتی که [در پشت جبهه با اعمال و گفتارشان] برای خدا و پیامبرش خیرخواهی کنند [و از این طریق به حمایت رزمندگان برخیزند]؛ آری، بر نیکوکاران [معذور] هیچ مؤاخذه و سرزنشی نیست، و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///بر ناتوانان و بیماران و آنان که چیزی برای هزینه کردن [در راه جهاد] نمی‌یابند، گناهی نیست [که در جهاد شرکت نکنند] در صورتی که [در پشت جبهه با اعمال و گفتارشان] برای خدا و پیامبرش خیرخواهی کنند [و از این طریق به حمایت رزمندگان برخیزند]؛ آری، بر نیکوکاران [معذور] هیچ مؤاخذه و سرزنشی نیست، و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///بر ناتوانان و بیماران و آنان که هزینه خویش نمى‌یابند، هرگاه در عمل براى خدا و پیامبرش اخلاص ورزند گناهى نیست اگر به جنگ نیایند؛ که بر نیکوکارن هیچ گونه عتابى نیست و خدا آمرزنده و مهربان است.///بر ضعیفان و بیماران و آنها که چیزى نمى‌یابند [تا در راه جهاد] انفاق کنند ایرادى نیست در صورتى که براى خدا و پیامبرش مخلصانه خیرخواهى کنند، که بر نیکوکاران ملامتى نیست، و خداوند آمرزنده‌ى مهربان است///بر ناتوانان و بر بیماران و بر کسانى که چیزى نمى‌یابند [تا در راه جهاد] خرج کنند -در صورتى که براى خدا و پیامبرش خیرخواهى نمایند- هیچ گناهى نیست، [و نیز] بر نیکوکاران ایرادى نیست، و خدا آمرزنده مهربان است.///بر ناتوانان و بیماران [که نمى‌توانند در جهاد شرکت کنند] و تهی‌دستانى که چیزى براى خرج کردن [در راه جهاد] نمى‌یابند، ایرادى نیست. به شرط آن که خیرخواه خدا و پیامبرش باشند، [و از آنچه در توان دارند، مضایقه نکنند.] زیرا بر نیکوکاران، راه سرزنش و مؤاخذه‌اى نیست و خداوند بخشنده‌ی مهربان است.///بر ناتوانان و بیماران و فقیران که خرج سفر (و نفقه عیال خود را) ندارند گناهی بر ترک جهاد نیست هرگاه که با خدا و رسول او خیرخواهی و اخلاص ورزند (که این کار نیکوست و) بر نیکوکاران عالم از هیچ راه حرج و زحمتی نیست و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///بر ناتوانان و بیماران و کسانی که چیزی ندارند که انفاق کنند، ایرادی نیست، به شرط آنکه نسبت به خداوند و پیامبرش خیراندیش باشند، و بر نیکوکاران ایرادی نیست، و خداوند آمرزگار مهربان است‌///بر ضعیفان و بیماران و آنها که وسیله‌ای برای انفاق (در راه جهاد) ندارند، ایرادی نیست (که در میدان جنگ شرکت نجویند،) هرگاه برای خدا و رسولش خیرخواهی کنند (؛ و از آنچه در توان دارند، مضایقه ننمایند). بر نیکوکاران راه مؤاخذه نیست؛ و خداوند آمرزنده و مهربان است!///نیست بر ناتوانان و نه بر بیماران و نه بر آنان که ندارند چیزی که هزینه کنند پروائی اگر نکو اندیشند برای خدا و پیمبرش نیست بر نکوکاران راهی و خدا است آمرزنده مهربان‌///بر ناتوانان و بیماران و بر کسانی که چیزی نمی‌یابند (تا در راه جهاد) خرج کنند - در صورتی که برای خدا و پیامبرش خیرخواهی کنند - حرجی نیست. هنگامی که برای خدا و فرستاده‌اش (کسانی را) نصیحت کنند، علیه احسان‌کنندگان هیچ راهی (بر مذمت یا عقوبتشان) نیست. و خدا بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa Nor (is there blame) on those who came to thee to be provided with mounts, and when thou saidst, "I can find no mounts for you," they turned back, their eyes streaming with tears of grief that they had no resources wherewith to provide the expenses. و نیز بر کسانی که هنگامی که نزد تو آمدند تا آنان را [برای رفتن به سوی نبرد] سوار مرکبی کنی، گفتی: [به سبب نبود امکانات] بر مرکبی دسترسی ندارم تا شما را به جهاد برم، هیچ مؤاخذه و سرزنشی نیست؛ [از نزد تو] بازگشتند در حالی که به خاطر غصه و اندوه از دیدگانشان اشک می‌ریخت که چرا چیزی نمی‌یابند تا [در نبرد با دشمنان] هزینه کنند.///و نیز بر کسانی که هنگامی که نزد تو آمدند تا آنان را [برای رفتن به سوی نبرد] سوار مرکبی کنی، گفتی: [به سبب نبود امکانات] بر مرکبی دسترسی ندارم تا شما را به جهاد برم، هیچ مؤاخذه و سرزنشی نیست؛ [از نزد تو] بازگشتند در حالی که به خاطر غصه و اندوه از دیدگانشان اشک می‌ریخت که چرا چیزی نمی‌یابند تا [در نبرد با دشمنان] هزینه کنند.///و نیز بر آنان که نزد تو آمدند تا ساز و برگ نبردشان دهى و تو گفتى که ساز و برگى ندارم و آنها براى خرج کردن هیچ نیافتند و اشک‌ریزان و محزون بازگشتند، گناهى نیست.///و نه بر آنها که چون نزد تو آمدند که سوار [و اعزامشان‌] کنى، گفتى: چیزى ندارم که بر آن سوارتان کنم، و آنها برگشتند در حالى که از غم این که چیزى ندارند [براى جهاد] خرج کنند چشمانشان اشک مى‌ریخت///و [نیز] گناهى نیست بر کسانى که چون پیش تو آمدند تا سوارشان کنى [و] گفتى: «چیزى پیدا نمى‌کنم تا بر آن سوارتان کنم»، برگشتند، و در اثر اندوه، از چشمانشان اشک فرو مى‌ریخت که [چرا] چیزى نمى‌یابند تا [در راه جهاد] خرج کنند.///و نیز [اشکالى نیست] بر آنان که چون نزد تو آمدند تا آنان را براى شرکت در جبهه بر مرکبى سوار کنى، گفتى: «چیزى نمى‌یابم که شما را بر آن سوار کنم.» و آنان [از نزد تو] برگشتند، در حالى که چشمانشان از اندوه، اشک‌بار بود که چرا چیزى ندارند که خرج جهاد کنند. [بر این فقیران عاشق جهاد، براى نرفتن به جبهه، گناهى نیست.]///و همچنین بر آن مؤمنانی که چون مهیای جهاد شده و نزد تو آیند که زاد و لوازم سفر آنها را مهیا سازی و تو پاسخ دهی که من مالی که به شما مساعدت کنم ندارم برمی‌گردند در حالی که از شدت حزن اشک از چشمانشان جاری است که چرا نمی‌توانند مخارج سفر خود فراهم سازند (بر آنها هم حرج و گناهی بر ترک جهاد نیست).///و نیز بر کسانی که چون به نزد تو آمدند که سوار و رهسپارشان کنی، گفتی چیزی ندارم که شما را بر آن سوار کنم، برگشتند و چشمانشان سرشار از اشک بود، از اندوه اینکه چرا چیزی ندارند که خرج [راه‌] کنند///و (نیز) ایرادی نیست بر آنها که وقتی نزد تو آمدند که آنان را بر مرکبی (برای جهاد) سوار کنی، گفتی: «مرکبی که شما را بر آن سوار کنم، ندارم!» (از نزد تو) بازگشتند در حالی که چشمانشان از اندوه اشکبار بود؛ زیرا چیزی نداشتند که در راه خدا انفاق کنند (و با آن به میدان بروند)///و نه بر آنان که گاهی که بیایندت تا سوارشان کنی گوئی ندارم آنچه بر آن سوارتان کنم برگردند حالی که دیدگانشان اشکبار است اندوهگینند چرا ندارند چیزی که هزینه کنند///و همچنین بر کسانی که چون پیش تو آمدند تا راهی (جهادشان) کنی (زیانی) نیست. (چون) گفتی: «چیزی نمی‌یابم تا بر آن راهیتان کنم‌»، برگشتند؛ حال آنکه در اثر اندوه از چشمانشان اشک فرو می‌ریزد که (چرا) چیزی نمی‌یابند تا (در راه جهاد) خرج کنند. quran_en_fa The ground (of complaint) is against such as claim exemption while they are rich. They prefer to stay with the (women) who remain behind: Allah hath sealed their hearts; so they know not (What they miss). راه مؤاخذه و سرزنش فقط بر ضد کسانی باز است که با آنکه توانگرند [باز هم برای ترک نبرد] از تو اجازه می‌خواهند؛ آنان راضی شدند که با خانه نشینان باشند، خدا بر دل هایشان مهر تیره بختی زد به همین سبب [حقایق را] نمی‌دانند.///راه مؤاخذه و سرزنش فقط بر ضد کسانی باز است که با آنکه توانگرند [باز هم برای ترک نبرد] از تو اجازه می‌خواهند؛ آنان راضی شدند که با خانه نشینان باشند، خدا بر دل هایشان مهر تیره بختی زد به همین سبب [حقایق را] نمی‌دانند.///خشم و عذاب خدا بر کسانى است که در عین توانگرى از تو رخصت مى‌خواهند و بدان خشنودند که با خانه‌نشینان در خانه بمانند. خدا دلهایشان را مهر برنهاده است که نمى‌دانند.///ایراد فقط بر کسانى است که توانگرند و از تو اجازه مى‌خواهند [در جهاد شرکت نکنند]. آنها به این رضایت داده‌اند که با بازماندگان [خانه‌نشین‌] باشند، و خدا بر دل‌هایشان مهر زده است، پس آنها نمى‌فهمند///ایراد فقط بر کسانى است که با اینکه توانگرند از تو اجازه [ترک جهاد] مى‌خواهند. [و به این‌] راضى شده‌اند که با خانه‌نشینان باشند، و خدا بر دلهایشان مهر نهاد، در نتیجه آنان نمى‌فهمند.///راه [ایراد و مؤاخذه]، تنها بر کسانى است که در عین توانگرى و ثروتمندى، از تو اذن مى‌خواهند [که به جبهه نروند] و راضى شده‌اند که با متخلفان باشند. خداوند بر دل‌هایشان مهر زده است، از این رو نمى‌دانند.///منحصرا گناه و عقوبت آنها راست که با وجود تمکن و دارایی از تو رخصت معافیت از جنگ می‌طلبند و خوش دارند که با بازماندگان (یعنی زنان و کودکان) در خانه بنشینند (و به جهاد حاضر نشوند) و خدا بر دل آنها نقش کفر و ظلمت زده به طوری که هیچ درک نکنند.///ایراد فقط بر کسانی است که با آنکه توانگرند از تو عذر و اجازه می‌خواهند و به این راضی شده‌اند که با خانه‌نشینان باشند، و خداوند بر دلهایشان مهر [نفاق‌] نهاده است، از این روی در نمی‌یابند///راه مؤاخذه تنها به روی کسانی باز است که از تو اجازه می‌خواهند در حالی که توانگرند؛ (و امکانات کافی برای جهاد دارند؛) آنها راضی شدند که با متخلفان [= زنان و کودکان و بیماران‌] بمانند؛ و خداوند بر دلهایشان مهر نهاده؛ به همین جهت چیزی نمی‌دانند!///جز این نیست که راه آنانی است که از تو اذن می‌خواهند حالی که ایشانند توانگران خوشنودند که با بازماندگان مانند و مهر نهاد خدا بر دلهای آنان پس نمی‌دانند///همانا راه علیه کسانی است که در حال توانگریشان از تو اجازه‌ی (ترک جهاد) می‌خواهند (و به این) راضی شده‌اند که با خانه‌نشینان (همانند زنان و سالخوردگان و بیماران) باشند. و خدا بر دل‌هایشان مهر نهاد؛ پس آنان نادانی می‌کنند. quran_en_fa They will present their excuses to you when ye return to them. Say thou: "Present no excuses: we shall not believe you: Allah hath already informed us of the true state of matters concerning you: It is your actions that Allah and His Messenger will observe: in the end will ye be brought back to Him Who knoweth what is hidden and what is open: then will He show you the truth of all that ye did." هنگامی که به سوی آنان بازگردید، از شما [به سبب شرکت نکردن در جنگ] عذرخواهی می‌کنند، بگو: عذرخواهی نکنید، ما هرگز شما را باور نخواهیم کرد، خدا ما را از خیانت‌های شما آگاه کرد، و [دیگر بار هم] یقینا خدا و پیامبرش کارهای شما را می‌بینند [و برای آنان روشن است که باز هم خیانت می‌ورزید] آنگاه [پس از پایان مهلت مقرر] به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانده می‌شوید و شما را به خیانت هایی که همواره مرتکب می‌شدید، آگاه خواهد کرد.///هنگامی که به سوی آنان بازگردید، از شما [به سبب شرکت نکردن در جنگ] عذرخواهی می‌کنند، بگو: عذرخواهی نکنید، ما هرگز شما را باور نخواهیم کرد، خدا ما را از خیانت‌های شما آگاه کرد، و [دیگر بار هم] یقینا خدا و پیامبرش کارهای شما را می‌بینند [و برای آنان روشن است که باز هم خیانت می‌ورزید] آنگاه [پس از پایان مهلت مقرر] به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانده می‌شوید و شما را به خیانت هایی که همواره مرتکب می‌شدید، آگاه خواهد کرد.///چون شما به نزدشان بازگردید، مى‌آیند و عذر مى‌آورند. بگو: عذر میاورید؛ گفتارتان را باور نداریم که خدا ما را از اخبار شما آگاه کرده است. زودا که خدا و پیامبرش به اعمال شما خواهند رسید. آنگاه شما را نزد آن خداوندى که داناى نهان و آشکار است مى‌برند تا از نتیجه اعمالتان آگاهتان سازد.///هنگامى که به سوى آنان بازگردید براى شما عذر مى‌آورند، بگو: عذر نیاورید که هرگز باورتان نخواهیم داشت، همانا خدا ما را از اخبار شما مطلع کرده است و زود باشد که خدا و رسولش عملتان را ببینند، آن‌گاه به سوى داناى نهان و آشکار بازگردانده مى‌شوید و از آنچه///هنگامى که به سوى آنان بازگردید براى شما عذر مى‌آورند. بگو: «عذر نیاورید، هرگز شما را باور نخواهیم داشت؛ خدا ما را از خبرهاى شما آگاه گردانیده، و به زودى خدا و رسولش عمل شما را خواهند دید. آنگاه به سوى داناى نهان و آشکار، بازگردانیده مى‌شوید، و از آنچه انجام مى‌دادید به شما خبر مى‌دهد.»///هنگامى که از جهاد برگشتید، [منافقان متخلف از جنگ تبوک،] براى شما عذر مى‌آوردند. بگو: «عذرتراشى نکنید! ما هرگز حرف شما را باور نمى‌کنیم. خداوند ما را از اخبار [و احوال] شما آگاه کرده است. خداوند و پیامبرش، عملکرد شما را مى‌بینند، آن گاه نزد خدایى که داناى پنهان و آشکار است، بازگردانده مى‌شوید و او شما را به آنچه مى‌کردید، آگاه خواهد کرد.»///وقتی که شما (از جنگ سالم و فاتح) به سوی آنها بر می‌گردید آنها به عذرهای بی‌جا می‌پردازند، به آنها پاسخ ده که ما هرگز به این عذر تراشی‌ها تصدیق شما نکنیم، بی‌شک خدا حقیقت حال شما را بر ما روشن گردانید، و به زودی خدا و رسولش کردار شما را دیده، آن گاه به سوی خدایی که دانای غیبت و شهود است بازتان گردانند پس شما را به کردارتان واقف کند.///چون به سوی ایشان بازگشتید از شما عذر می‌خواهند، بگو عذر نخواهید که هرگز [سخن‌] شما را باور نخواهیم کرد، به راستی که خداوند ما را از احوال شما آگاه ساخته است و خداوند و پیامبر او شاهد عمل شما هستند، آنگاه به سوی [خداوند] دانای پنهان و پیدا بازگردانده شوید و شما را از [نتیجه‌] کار و کردارتان آگاه خواهد ساخت‌///هنگامی که بسوی آنها (که از جهاد تخلف کردند) باز گردید، از شما عذرخواهی می‌کنند؛ بگو: «عذرخواهی نکنید، ما هرگز به شما ایمان نخواهیم آورد! چرا که خدا ما را از اخبارتان آگاه ساخته؛ و خدا و رسولش، اعمال شما را می‌بینند؛ سپس به سوی کسی که دانای پنهان و آشکار است بازگشت داده می‌شوید؛ و او شما را به آنچه انجام می‌دادید، آگاه می‌کند (و جزا می‌دهد!)»///بهانه آرند برای شما گاهی که بازگردید بسوی ایشان بگو بهانه میارید که باور نداریمتان همانا آگاه ساخت ما را خدا از اخبار شما و زود است ببیند خدا کردار شما را و پیمبرش سپس بازگردانیده شوید بسوی دانای نهان و آشکار پس آگهیتان دهد بدانچه بودید می‌کردید///هنگامی‌که سوی آنان باز گردید، به سویتان عذر می‌آورند. بگو: «عذر نیاورید. هرگز برای شما ایمنی نداریم (و) خدا همواره ما را از خبرهای مهم شما آگاه گردانیده و به‌زودی خدا و رسولش عمل شما را خواهد دید. سپس سوی دانای نهان و آشکار بازگردانیده می‌شوید. پس به آنچه انجام می‌دادید به شما خبری مهم می‌دهد.» quran_en_fa They will swear to you by Allah, when ye return to them, that ye may leave them alone. So leave them alone: For they are an abomination, and Hell is their dwelling-place,-a fitting recompense for the (evil) that they did. هنگامی که به سوی آنان بازگردید، برای شما [در جهت معذور بودن خود] زود سوگند می‌خورند تا از آنان صرف نظر کنید؛ پس از آنان روی برگردانید؛ زیرا پلیدند و جایگاهشان به کیفر خیانت هایی که همواره مرتکب می‌شدند، دوزخ است.///هنگامی که به سوی آنان بازگردید، برای شما [در جهت معذور بودن خود] زود سوگند می‌خورند تا از آنان صرف نظر کنید؛ پس از آنان روی برگردانید؛ زیرا پلیدند و جایگاهشان به کیفر خیانت هایی که همواره مرتکب می‌شدند، دوزخ است.///چون به نزدشان باز گردید، برایتان سوگند مى‌خورند تا از خطایشان درگذرید. از ایشان اعراض کنید که مردمى پلیدند و به خاطر اعمالشان جاى در جهنم دارند.///وقتى به سوى آنان بازگشتید براى شما به خدا سوگند مى‌خورند تا از ایشان صرف نظر کنید، پس از آنان روى گردانید آنها پلیدند و به سزاى آنچه مرتکب مى‌شدند جایشان دوزخ است///وقتى به سوى آنان بازگشتید، براى شما به خدا سوگند مى‌خورند تا از ایشان صرفنظر کنید. پس، از آنان روى برتابید، چرا که آنان پلیدند، و به [سزاى‌] آنچه به دست آورده‌اند جایگاهشان دوزخ خواهد بود.///هنگامى که از جهاد، نزد منافقان بازگشتید، براى شما به خدا سوگند مى‌خورند تا از [گناه و سرزنش] آنان چشم بپوشید. پس، از آنان اعراض و دورى کنید که آنان پلیدند و به خاطر آنچه به دست خود کسب مى‌کرده‌اند، جایگاهشان دوزخ خواهد بود.///چون شما به سوی آنها بازگردید قسم‌های مؤکد به خدا برای شما یاد کنند که از آنها چشم‌پوشی کنید. از آنها اعراض کنید که مردمی پلیدند و به کیفر کردار خود به آتش دوزخ مأوی خواهند یافت.///چون به سوی آنان بازگشتید به خداوند سوگند می‌خورند که از آنان درگذرید، آری از آنان روی بگردانید که پلیدند و به کیفر کار و کردارشان سرا و سرانجامشان جهنم است‌///هنگامی که بسوی آنان بازگردید، برای شما به خدا سوگند یاد می‌کنند، تا از آنها اعراض (و صرف نظر) کنید؛ از آنها اعراض کنید (و روی بگردانید)؛ چرا که پلیدند! و جایگاهشان دوزخ است، بکیفر اعمالی که انجام می‌دادند.///زود است سوگند خورند به خدا برای شما گاهی که بازگردید بسوی ایشان که روی گردانید از ایشان پس روی بگردانید از ایشان که ایشانند چرک و جایگاه ایشان است دوزخ پاداشی بدانچه بودند دست می‌آوردند///هنگامی‌که سوی آنان بازگشتید، به‌زودی برایتان به خدا سوگند یاد می‌کنند تا از ایشان چشم‌پوشی کنید. پس از آنان روی برتابید (که‌) آنان بی‌گمان پلیدند و به (سزای) آنچه به دست می‌آورده‌اند پناهگاهشان دوزخ است. quran_en_fa They will swear unto you, that ye may be pleased with them but if ye are pleased with them, Allah is not pleased with those who disobey. برای شما [در جهت معذور بودن خود] سوگند می‌خورند تا از آنان راضی شوید، اگر شما هم از آنان راضی شوید، یقینا خدا از گروه فاسقان راضی نخواهد شد.///برای شما [در جهت معذور بودن خود] سوگند می‌خورند تا از آنان راضی شوید، اگر شما هم از آنان راضی شوید، یقینا خدا از گروه فاسقان راضی نخواهد شد.///برایتان سوگند مى‌خورند تا از آنان خشنود شوید. اگر شما هم خشنود شوید، خدا از این مردم نافرمان خشنود نخواهد شد.///براى شما سوگند مى‌خورند تا از آنها راضى شوید. اگر شما هم از ایشان راضى شوید، قطعا خدا از قوم نافرمان راضى نخواهد شد///براى شما سوگند یاد مى‌کنند تا از آنان خشنود گردید. پس اگر شما هم از ایشان خشنود شوید قطعا خدا از گروه فاسقان خشنود نخواهد شد.///براى شما سوگند مى‌خورند تا شما از آنان راضى شوید. [بدانید که شما هم] اگر از آنان راضى شوید، قطعا خداوند از گروه فاسقان، خشنود نخواهد شد.///(آن مردم منافق) برای اینکه شما از آنها راضی شوید قسمها یاد می‌کنند، پس اگر شما مؤمنان هم از آنها راضی شوید خدا هرگز از آن گروه فاسق راضی نخواهد شد.///برای شما سوگند یاد می‌کنند که شما از ایشان راضی شوید، و اگر هم شما از ایشان راضی شوید، خداوند از نافرمانان راضی نیست‌///برای شما قسم یاد می‌کنند تا از آنها راضی شوید؛ اگر شما از آنها راضی شوید، خداوند (هرگز) از جمعیت فاسقان راضی نخواهد شد!///سوگند یاد کنند برای شما تا خوشنود شوید از ایشان اگر شما خوشنود شوید از ایشان همانا خدا خوشنود نشود از گروه نافرمانان‌///برایتان سوگند یاد می‌کنند تا از آنان خشنود گردید. پس اگر شما (هم) از ایشان خشنود شوید، خدا از گروه فاسقان هرگز خشنود نخواهد شد. quran_en_fa The Arabs of the desert are the worst in Unbelief and hypocrisy, and most fitted to be in ignorance of the command which Allah hath sent down to His Messenger: But Allah is All-knowing, All-Wise. بادیه نشینان [جزیرة العرب به سبب دوری از علم، دانش، فرهنگ و بینش] در کفر و نفاق [از دیگران] سخت‌تر و به جاهل بودن به احکام و حدود آنچه را خدا بر پیامبرش نازل کرده سزاوارترند، و خدا دانا و حکیم است.///بادیه نشینان [جزیرة العرب به سبب دوری از علم، دانش، فرهنگ و بینش] در کفر و نفاق [از دیگران] سخت‌تر و به جاهل بودن به احکام و حدود آنچه را خدا بر پیامبرش نازل کرده سزاوارترند، و خدا دانا و حکیم است.///عربهاى بادیه‌نشین کافرتر و منافق‌تر از دیگرانند و به بى‌خبرى از احکامى که خدا بر پیامبرش نازل کرده است سزاوارترند. و خدا دانا و حکیم است.///بادیه نشینان عرب در کفر و نفاق از دیگران سخت‌ترند، و سزاوارترند که حدود آنچه را خدا بر پیامبرش نازل کرده است ندانند، و خداوند داناى حکیم است///بادیه‌نشینان عرب، در کفر و نفاق [از دیگران‌] سخت‌تر، و به اینکه حدود آنچه را که خدا بر فرستاده‌اش نازل کرده، ندانند، سزاوارترند. و خدا داناى حکیم است.///بادیه‌نشینان عرب [به خاطر دورى از تعلیم و تربیت و سخنان پیامبر]، در کفر و نفاق شدیدترند و به این که حدود آنچه را خدا بر پیامبرش نازل کرده، ندانند، سزاوارتر و خداوند دانا و حکیم است.///اعراب بادیه‌نشین در کفر و نفاق از دیگران سخت‌تر و به جهل و نادانی احکام خدا که بر رسولش فرستاده سزاوارترند، و خدا دانا و حکیم است.///اعرابیان کفرپیشه‌تر و نفاق‌پیشه‌تر [از دیگران‌] اند و در ندانستن چون و چند احکامی که خداوند بر پیامبرش نازل کرده است، پیشتر [از دیگران‌] اند، و خداوند دانای فرزانه است‌///بادیه‌نشینان عرب، کفر و نفاقشان شدیدتر است؛ و به ناآگاهی از حدود و احکامی که خدا بر پیامبرش نازل کرده، سزاوارترند؛ و خداوند دانا و حکیم است!///اعراب (دشت‌نشینان) سخت‌ترند در کفرورزی و دوروئی و سزاوارترند که ندانند مرزهای آنچه خدا فرستاده است بر پیمبرش و خدا است دانای حکیم‌///بادیه‌نشینان در کفر و نفاق (از دیگران) سخت‌ترند و به اینکه حدود آنچه را خدا بر فرستاده‌اش نازل کرده، ندانند سزاوارترند. و خدا بس دانای حکیم است. quran_en_fa Some of the desert Arabs look upon their payments as a fine, and watch for disasters for you: on them be the disaster of evil: for Allah is He That heareth and knoweth (all things). و گروهی از بادیه نشینان کسانی هستند که آنچه را انفاق می‌کنند غرامت و تاوان می‌شمارند، و پیش آمدهای بدی را برای شما انتظار می‌برند، پیش آمدهای بد بر خودشان باد؛ و خدا شنوا و داناست.///و گروهی از بادیه نشینان کسانی هستند که آنچه را انفاق می‌کنند غرامت و تاوان می‌شمارند، و پیش آمدهای بدی را برای شما انتظار می‌برند، پیش آمدهای بد بر خودشان باد؛ و خدا شنوا و داناست.///پاره‌اى از عربهاى بادیه‌نشین آنچه را که خرج مى‌کنند چون غرامتى مى‌پندارند و منتظرند تا به شما حوادثى برسد. حوادث بد بر خودشان باد و خدا شنوا و داناست.///و برخى از بادیه‌نشینان هستند که آنچه را در راه خدا هزینه مى‌کنند غرامت مى‌شمارند و براى شما پیشامدهاى بد را انتظار مى‌برند. پیشامد بد تنها بر آنهاست، و خدا شنواى داناست///و برخى از آن بادیه‌نشینان کسانى هستند که آنچه را [در راه خدا] هزینه مى‌کنند، خسارتى [براى خود] مى‌دانند، و براى شما پیشامدهاى بد انتظار مى‌برند. پیشامد بد براى آنان خواهد بود، و خدا شنواى داناست.///بعضى از بادیه‌نشینان، کسانى هستند که آنچه را انفاق مى‌کنند، [به خاطر نفاق یا ضعف ایمان،] ضرر حساب مى‌کنند و براى شما پیشامدهاى بد را انتظار مى‌کشند. پیشامد بد برای خود آنهاست! و خداوند شنوا و داناست.///و برخی از اعراب بادیه‌نشین مخارجی را که (در راه جهاد دین) می‌کنند بر خود ضرر و زیانی می‌پندارند و برای شما مسلمین مترصد حوادث و عواقب ناگوارند و حال آنکه عواقب و حوادث بد بر خود آنها خواهد بود و خدا شنوا و داناست.///و از اعرابیان کسانی هستند که آنچه انفاق کرده‌اند [در حکم‌] تاوان می‌گیرند و در حق شما انتظار حادثه‌های ناگوار دارند، حادثه ناگوار نصیب خودشان باد، و خداوند شنوای داناست‌///گروهی از (این) اعراب بادیه‌نشین، چیزی را که (در راه خدا) انفاق می‌کنند، غرامت محسوب می‌دارند؛ و انتظار حوادث دردناکی برای شما می‌کشند؛ حوادث دردناک برای خود آنهاست؛ و خداوند شنوا و داناست!///و از اعراب (دشت‌نشینان) است آنکه می‌شمرد آنچه را انفاق کند زیانی و انتظار کشد به شما پیش آمدها را بر ایشان است پیش آمد بد و خدا است شنوای دانا///و برخی از بادیه‌نشینان کسانی‌اند که آنچه را (در راه خدا) انفاق می‌کنند خسارتی (برای خود) می‌گیرند و منتظرند که تمامی دگرگونی‌ها سراپایتان را فراگیرد؛ دگرگونی‌های بد بر خودشان است. و خدا بسیار شنوای بس داناست. quran_en_fa But some of the desert Arabs believe in Allah and the Last Day, and look on their payments as pious gifts bringing them nearer to Allah and obtaining the prayers of the Messenger. Aye, indeed they bring them nearer (to Him): soon will Allah admit them to His Mercy: for Allah is Oft-forgiving, Most Merciful. و گروهی از بادیه نشینان [جزیرة العرب] کسانی هستند که به خدا و روز قیامت ایمان دارند و آنچه را انفاق می‌کنند، مایه قرب به خدا و دعاهای پیامبر می‌دانند؛ آگاه باشید! انفاقشان وسیله تقرب برای آنان است، به زودی خدا آنان را در رحمتش در آورد؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///و گروهی از بادیه نشینان [جزیرة العرب] کسانی هستند که به خدا و روز قیامت ایمان دارند و آنچه را انفاق می‌کنند، مایه قرب به خدا و دعاهای پیامبر می‌دانند؛ آگاه باشید! انفاقشان وسیله تقرب برای آنان است، به زودی خدا آنان را در رحمتش در آورد؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///و پاره‌اى از عربهاى بادیه‌نشین به خدا و روز قیامت ایمان دارند و آنچه را که خرج مى‌کنند براى نزدیک شدن به خدا و به خاطر دعاى پیامبر خرج مى‌کنند. بدانید که همین سبب نزدیکیشان به خدا خواهد شد و خدا به رحمت خویش داخلشان خواهد کرد، زیرا آمرزنده و مهربان است.///و برخى از بادیه‌نشینان هستند که به خدا و روز واپسین ایمان دارند و آنچه را انفاق مى‌کنند مایه تقرب به خدا و دعاهاى پیامبر مى‌دانند. بدانید که این انفاق مایه تقرب آنان است. به زودى خداوند ایشان را در جوار رحمت خویش در آورد، که خدا آمرزنده‌ى مهربان است///و برخى [دیگر] از بادیه‌نشینان کسانى‌اند که به خدا و روز بازپسین ایمان دارند و آنچه را انفاق مى‌کنند مایه تقرب نزد خدا و دعاهاى پیامبر مى‌دانند. بدانید که این [انفاق‌] مایه تقرب آنان است. به زودى خدا ایشان را در جوار رحمت خویش درآورد، که خدا آمرزنده مهربان است.///اما برخى از عرب‌هاى بادیه‌نشین، کسانى هستند که به خداوند و روز قیامت ایمان دارند و آنچه را انفاق مى‌کنند، وسیله‌ى نزدیکی به خدا و [جلب] دعا و صلوات رسول مى‌دانند. آگاه باشید که همین انفاق‌ها، براى آنان موجب نزدیکی است. به زودى خداوند آنان را در رحمت خویش، وارد مى‌کند. خداوند آمرزنده و مهربان است.///و برخی دیگر از همان اعراب بادیه‌نشین ایمان واقعی به خدا و قیامت آورده و آنچه را در راه خدا انفاق می‌کنند موجب تقرب نزد خدا و دعای خیر رسول دانند، آری آگاه شوید که انفاق آنها موجب قربشان به خداست، و البته خدا آنان را در (سرای) رحمت خود داخل می‌گرداند، که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///و بعضی از اعرابیان هستند که به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند و نفقات خود را مایه تقرب در نزد خداوند و درود و دعای پیامبر می‌شمارند، آری آنها مایه تقرب ایشان است، زودا که خداوند ایشان را به جوار رحمت خویش در آورد، که خداوند آمرزگار مهربان است‌///گروهی (دیگر) از عربهای بادیه‌نشین، به خدا و روز رستاخیز ایمان دارند؛ و آنچه را انفاق می‌کنند، مایه تقرب به خدا، و دعای پیامبر می‌دانند؛ آگاه باشید اینها مایه تقرب آنهاست! خداوند بزودی آنان را در رحمت خود وارد خواهد ساخت؛ به یقین، خداوند آمرزنده و مهربان است!///و از اعراب (دشت‌نشینان) است آنکه ایمان آرد به خدا و روز بازپسین و برگیرد آنچه را انفاق کند نزدیکیهائی نزد خدا و آمرزشهائی از پیمبر همانا آنها است نزدیک شدنی برای ایشان بزودی درآردشان خدا به رحمتی از خدا همانا خداست آمرزنده مهربان‌///و برخی (دیگر) از بادیه‌نشینان کسانی‌اند که به خدا و روز بازپسین ایمان می‌آورند و آنچه را انفاق می‌کنند مایه‌ی تقرب‌هایی نزد خدا و رحمت‌های پیامبر می‌گیرند. هان! که انفاقشان برایشان مایه‌ی تقرب است (و) به‌زودی خدا ایشان را در رحمت خویش می‌آورد. خدا بی‌گمان بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa The vanguard (of Islam)- the first of those who forsook (their homes) and of those who gave them aid, and (also) those who follow them in (all) good deeds,- well-pleased is Allah with them, as are they with Him: for them hath He prepared gardens under which rivers flow, to dwell therein for ever: that is the supreme felicity. پیشگامان نخستین از مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی و درستی از آنان پیروی کردند، خدا از ایشان خشنود است و آنان هم از خدا راضی هستند؛ برای ایشان بهشت هایی آماده کرده که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، در آنجا برای ابد جاودانه‌اند؛ این است کامیابی بزرگ.///پیشگامان نخستین از مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی و درستی از آنان پیروی کردند، خدا از ایشان خشنود است و آنان هم از خدا راضی هستند؛ برای ایشان بهشت هایی آماده کرده که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، در آنجا برای ابد جاودانه‌اند؛ این است کامیابی بزرگ.///از آن گروه نخستین از مهاجرین و انصار که پیشقدم شدند و آنان که به نیکى از پى‌شان رفتند، خدا خشنود است و ایشان نیز از خدا خشنودند. برایشان بهشتهایى که در آنها نهرها جارى است و همیشه در آنجا خواهند بود، آماده کرده است. این است کامیابى بزرگ.///و پیشگامان نخستین از مهاجران و انصار و کسانى که به نیکى پیرویشان کردند، خدا از ایشان خشنود و آنها از او خشنودند، و براى آنان باغ‌هایى آماده کرده که از پاى درختانش نهرها جارى است و همیشه در آنند. این است کامیابى بزرگ///و پیشگامان نخستین از مهاجران و انصار، و کسانى که با نیکوکارى از آنان پیروى کردند، خدا از ایشان خشنود و آنان [نیز] از او خشنودند، و براى آنان باغهایى آماده کرده که از زیر [درختان‌] آن نهرها روان است. همیشه در آن جاودانه‌اند. این است همان کامیابى بزرگ.///و خداوند از نخستین پیشگامان از مهاجران و انصار و کسانى که با نیکوکارى آنان را پیروى کردند، راضى است و آنان نیز از خدا راضى‌اند و [خدا] براى آنان باغ‌هایى فراهم ساخته که نهرها از پاى [درختان] آن جارى است. همیشه در آن جاودانه‌اند. این است رستگارى و کامیابى بزرگ!///و آنان که سبقت به ایمان گرفتند از مهاجر و انصار (و در دین ثابت ماندند) و آنان که به نیکی پیروی آنان کردند، خدا از آنها خشنود است و آنها از خدا خشنودند، و خدا برای همه آنها بهشت‌هایی که از زیر درختان آنها نهرها جاری است مهیا ساخته که در آن بهشت تا ابد متنعم باشند، این به حقیقت سعادت بزرگ است.///و پیشروان نخستین از مهاجران و انصار و کسانی که به نیکوکاری از ایشان پیروی کرده‌اند [تابعان‌]، خداوند از آنان خشنود است و آنان نیز از او خشنودند و برای آنان بوستانهایی آماده کرده است که جویباران از فرودست آن جاری است و جاودانه در آنند، این رستگاری بزرگ است‌///پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار، و کسانی که به نیکی از آنها پیروی کردند، خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها (نیز) از او خشنود شدند؛ و باغهایی از بهشت برای آنان فراهم ساخته، که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و این است پیروزی بزرگ!///و پیشینیان نخستین از مهاجرین (آوارگان) و انصار (پناه‌دهندگان) و آنان که پیرویشان کردند به نکوکاری خوشنود است خدا از ایشان و خوشنودند از او و آماده کرده است برای ایشان باغهائی که روان است زیر آنها جویها جاودانند در آن همیشه این است رستگاری بزرگ‌///و پیشگامان نخستین، از مهاجران و انصار [: یارانشان] و کسانی که با نیکوکاری از آنان پیروی کردند، خدا از ایشان خشنود است و آنان (نیز) از او خشنودند. و برایشان باغ‌هایی آماده کرده که از زیر (درختان) شان نهرها روان است (و) در آنها جاودانه‌اند: این است همان کامیابی راحت باعظمت. quran_en_fa Certain of the desert Arabs round about you are hypocrites, as well as (desert Arabs) among the Medina folk: they are obstinate in hypocrisy: thou knowest them not: We know them: twice shall We punish them: and in addition shall they be sent to a grievous penalty. و گروهی از بادیه نشینانی که پیرامونتان هستند منافق اند؛ و نیز گروهی از اهل مدینه بر نفاق خو گرفته‌اند، تو آنان را نمی‌شناسی ما آنان را می‌شناسیم، به زودی آنان را دوبار عذاب می‌کنیم [عذابی در دنیا و عذابی در برزخ] سپس به سوی عذابی بزرگ بازگردانده می‌شوند.///و گروهی از بادیه نشینانی که پیرامونتان هستند منافق اند؛ و نیز گروهی از اهل مدینه بر نفاق خو گرفته‌اند، تو آنان را نمی‌شناسی ما آنان را می‌شناسیم، به زودی آنان را دوبار عذاب می‌کنیم [عذابی در دنیا و عذابی در برزخ] سپس به سوی عذابی بزرگ بازگردانده می‌شوند.///گروهى از عربهاى بادیه‌نشین که گرد شما را گرفته‌اند منافقند و گروهى از مردم مدینه نیز در نفاق اصرار مى‌ورزند. تو آنها را نمى‌شناسى، ما مى‌شناسیمشان و دو بار عذابشان خواهیم کرد و به عذاب بزرگ گرفتار مى‌شوند.///و گروهى از بادیه نشینان که اطراف شمایند منافقند، و از ساکنان مدینه نیز عده‌اى سخت بر نفاق خو کرده‌اند. تو آنها را نمى‌شناسى، ما آنها را مى‌شناسیم. به زودى دوبار عذابشان خواهیم کرد، سپس به عذابى بزرگ برگردانده مى‌شوند///و برخى از بادیه‌نشینانى که پیرامون شما هستند منافقند، و از ساکنان مدینه [نیز عده‌اى‌] بر نفاق خو گرفته‌اند. تو آنان را نمى‌شناسى، ما آنان را مى‌شناسیم. به زودى آنان را دو بار عذاب مى‌کنیم؛ سپس به عذابى بزرگ بازگردانیده مى‌شوند.///و از میان بادیه‌نشینان پیرامون شما، گروهى منافقند و از اهل مدینه نیز عده‌اى با نفاق خو گرفته‌اند. تو آنان را نمى‌شناسى، [ولى] ما آنها را مى‌شناسیم! به زودى آنان را دو بار عذاب خواهیم کرد. سپس به سوى عذابى سهمگین، بازگردانده مى‌شوند.///و بعضی از اعراب بادیه‌نشین اطراف شما (اطراف مدینه) منافقند و بعضی اهل شهر مدینه هم منافق و بر نفاق ماهر و ثابتند که تو از آنها آگاه نیستی، ما از آنها آگاهیم، آنان را دو بار عذاب خواهیم کرد (در دنیا قبل از مرگ و در برزخ بعد از مرگ) و عاقبت هم به عذاب سخت ابدی دوزخ بازگردانیده می‌شوند.///و از اعرابیان پیرامون شما و نیز از اهل مدینه منافقانی هستند که به نفاق خوگر شده‌اند، تو آنان را نمی‌شناسی، ما ایشان را می‌شناسیم، دو بار عذابشان خواهیم کرد، سپس دچار عذابی سهمگین شوند///و از (میان) اعراب بادیه‌نشین که اطراف شما هستند، جمعی منافقند؛ و از اهل مدینه (نیز)، گروهی سخت به نفاق پای بندند. تو آنها را نمی‌شناسی، ولی ما آنها را می‌شناسیم. بزودی آنها را دو بار مجازات می‌کنیم (: مجازاتی با رسوایی در دنیا، و مجازاتی به هنگام مرگ)؛ سپس بسوی مجازات بزرگی (در قیامت) فرستاده می‌شوند.///و از آنان که پیرامون شمایند از اعراب (دشت نشینان) دورویانند و از مردم مدینه ورزیدگان در دوروئی نشناسیشان ما شناسیمشان زود است عذابشان کنیم دوبار سپس برگردانیده شوند بسوی عذابی بزرگ‌///و برخی از بادیه‌نشینانی که پیرامون شمایند منافقند. و از ساکنان مدینه نیز گروهی بر (مبنای) نفاق (از تمامی ایمان) عریان شدند. تو آنها را نشانه نمی‌زنی بلکه ما آنها را نشانه می‌زنیم. ما به‌زودی دو بار عذابشان می‌کنیم‌؛ سپس به عذابی بزرگ بازگردانیده می‌شوند. quran_en_fa Others (there are who) have acknowledged their wrong-doings: they have mixed an act that was good with another that was evil. Perhaps Allah will turn unto them (in Mercy): for Allah is Oft-Forgiving, Most Merciful. و دیگرانی هستند که به گناهانشان اعتراف کردند، [و] اعمال شایسته را با اعمال بد درآمیختند، امید است خدا توبه آنان را بپذیرد زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///و دیگرانی هستند که به گناهانشان اعتراف کردند، [و] اعمال شایسته را با اعمال بد درآمیختند، امید است خدا توبه آنان را بپذیرد زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///و گروهى دیگر به گناه خود اعتراف کردند که اعمال نیکو را با کارهاى زشت آمیخته‌اند. شاید خدا توبه‌شان را بپذیرد، زیرا خدا آمرزنده و مهربان است.///و دیگرانى هستند که به گناهان خود معترفند، [آنان‌] کار شایسته و ناشایسته را به هم آمیختند امید است خدا توبه آنها را بپذیرد، که بى‌تردید خدا بخشنده‌ى مهربان است///و دیگرانى هستند که به گناهان خود اعتراف کرده و کار شایسته را با [کارى‌] دیگر که بد است درآمیخته‌اند. امید است خدا توبه آنان را بپذیرد، که خدا آمرزنده مهربان است.///و [از اعراب،] دیگرانى هستند که به گناهان خویش اعتراف کرده‌اند. کار خوب و بد را به هم آمیخته‌اند. امید است خداوند توبه‌ى آنان را بپذیرد [و لطف خویش را به آنان بازگرداند]. همانا خداوند، آمرزنده و مهربان است.///و بعضی دیگر از آنها به گناهان خود اعتراف کردند که عمل صالح و فعل قبیح هر دو به جای آوردند، امید باشد که خداوند توبه آنان بپذیرد که البته خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///و دیگرانی هستند که به گناهان خویش اعتراف کرده‌اند و کارشایسته را با ناشایسته آمیخته‌اند، باشد که خداوند از آنان درگذرد، چرا که خداوند آمرزگار مهربان است‌///و گروهی دیگر، به گناهان خود اعتراف کردند؛ و کار خوب و بد را به هم آمیختند؛ امید می‌رود که خداوند توبه آنها را بپذیرد؛ به یقین، خداوند آمرزنده و مهربان است!///و دیگران که اقرار کردند به گناهان خویش بیامیختند کرداری شایسته با دیگری ناشایسته امید است خدا بپذیرد توبه ایشان را همانا خداوند است آمرزنده مهربان‌///و دیگرانی هستند که به گناهان خود اعتراف کردند (که‌) کاری شایسته را با کار بد دیگری درآمیخته‌اند. امید است خدا بر آنان بازگشت کند (و) خدا بی‌گمان بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa Of their goods, take alms, that so thou mightest purify and sanctify them; and pray on their behalf. Verily thy prayers are a source of security for them: And Allah is One Who heareth and knoweth. از اموالشان زکاتی دریافت کن که به سبب آن [نفوس و اموالشان را] پاک می‌کنی، و آنان را رشد و تکامل می‌دهی؛ و [به هنگام دریافت زکات] بر آنان دعا کن؛ زیرا دعای تو مایه آرامشی برای آنان است؛ و خدا شنوا و داناست.///از اموالشان زکاتی دریافت کن که به سبب آن [نفوس و اموالشان را] پاک می‌کنی، و آنان را رشد و تکامل می‌دهی؛ و [به هنگام دریافت زکات] بر آنان دعا کن؛ زیرا دعای تو مایه آرامشی برای آنان است؛ و خدا شنوا و داناست.///از داراییهایشان صدقه بستان تا آنان را پاک و منزه سازى و برایشان دعا کن، زیرا دعاى تو مایه آرامش آنهاست، و خدا شنوا و داناست.///از اموال آنها صدقه بگیر تا بدان پاکشان کنى و رشدشان دهى، و دعایشان کن که دعاى تو آرامشى براى آنهاست، و خدا شنواى داناست///از اموال آنان صدقه‌اى بگیر تا به وسیله آن پاک و پاکیزه‌شان سازى، و برایشان دعا کن، زیرا دعاى تو براى آنان آرامشى است، و خدا شنواى داناست.///از اموالشان صدقه‌ای [به عنوان زکات] بگیر تا بدین وسیله آنان را [از بخل و دنیاپرستى] پاک سازى و رشدشان دهى و بر آنان درود فرست [و دعا کن]. زیرا دعاى تو، مایه‌ى آرامش آنان است و خداوند شنوا و داناست.///تو از اموال مؤمنان صدقات را دریافت دار که بدان صدقات نفوس آنها را پاک و پاکیزه می‌سازی و رشد و برکت می‌دهی، و آنها را به دعای خیر یاد کن که دعای تو در حق آنان موجب تسلی خاطر آنها شود و خدا شنوا و داناست.///از اموال ایشان کفاره‌ای بگیر که بدان پاکیزه‌شان کنی و در حق آنان دعا کن که دعای تو مایه آرامش آنان است و خداوند شنوای داناست‌///از اموال آنها صدقه‌ای (بعنوان زکات) بگیر، تا بوسیله آن، آنها را پاک سازی و پرورش دهی! و (به هنگام گرفتن زکات،) به آنها دعا کن؛ که دعای تو، مایه آرامش آنهاست؛ و خداوند شنوا و داناست!///بگیر از اموالشان صدقه تا پاک سازیشان و پاکیزه گردانیشان بدان و نماز گزار بر ایشان که نماز تو آرامشی است برای ایشان و خدا است شنوای دانا///از اموال آنان صدقه‌ای بگیر تا بدان پاک و پاکیزه‌شان سازی، و برایشان (از خدا) طلب رحمت کن (که‌) به‌راستی درخواست رحمت تو برای آنان رامش و آرامشی است. و خدا بسیار شنوای داناست. quran_en_fa Know they not that Allah doth accept repentance from His votaries and receives their gifts of charity, and that Allah is verily He, the Oft-Returning, Most Merciful? آیا ندانسته‌اند که فقط خداست که از بندگانش توبه را می‌پذیرد و صدقات را دریافت می‌کند؟ و یقینا خداست که بسیار توبه پذیر و مهربان است.///آیا ندانسته‌اند که فقط خداست که از بندگانش توبه را می‌پذیرد و صدقات را دریافت می‌کند؟ و یقینا خداست که بسیار توبه پذیر و مهربان است.///آیا هنوز ندانسته‌اند که خداست که توبه بندگانش را مى‌پذیرد و صدقات را مى‌ستاند، و خداست که توبه‌پذیر و مهربان است؟///آیا ندانسته‌اند که تنها خداست که از بندگانش توبه را مى‌پذیرد و صدقات را مى‌ستاند؟ و خداست که توبه‌پذیر مهربان است///آیا ندانسته‌اند که تنها خداست که از بندگانش توبه را مى‌پذیرد و صدقات را مى‌گیرد، و خداست که خود توبه‌پذیر مهربان است؟///آیا ندانستند که تنها خداوند، از بندگانش توبه را مى‌پذیرد و صدقات را مى‌گیرد؟ و این که خداوند، بسیار توبه‌پذیر و مهربان است؟///آیا مؤمنان هنوز ندانسته‌اند که محققا خداست که توبه بندگان را می‌پذیرد و صدقه آنها را قبول می‌فرماید و خداست که بسیار توبه پذیر و بر خلق مهربان است؟///آیا ندانسته‌اند که خداوند است که توبه بندگانش و نیز صدقات را می‌پذیرد، و اینکه خداوند توبه‌پذیر مهربان است‌///آیا نمی‌دانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش می‌پذیرد، و صدقات را می‌گیرد، و خداوند توبه‌پذیر و مهربان است؟!///آیا ندانستند که خدا است آنکه می‌پذیرد توبه را از بندگان خویش و می‌ستاند صدقات را و آنکه خدا است بسیار توبه‌پذیرنده مهربان‌///آیا ندانستند (که) خدا به‌درستی (هم) او از بندگانش توبه را می‌پذیرد و صدقات را (از ایشان) می‌گیرد و خداست که خود به‌راستی بسی توبه‌پذیر رحمتگر بر ویژگان است‌؟ quran_en_fa And say: "Work (righteousness): Soon will Allah observe your work, and His Messenger, and the Believers: Soon will ye be brought back to the knower of what is hidden and what is open: then will He show you the truth of all that ye did." و بگو: عمل کنید یقینا خدا و پیامبرش و مؤمنان اعمال شما را می‌بینند، و به زودی به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانده می‌شوید، پس شما را به آنچه همواره انجام می‌دادید، آگاه می‌کند.///و بگو: عمل کنید یقینا خدا و پیامبرش و مؤمنان اعمال شما را می‌بینند، و به زودی به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانده می‌شوید، پس شما را به آنچه همواره انجام می‌دادید، آگاه می‌کند.///بگو: عمل کنید، خدا و پیامبرش و مؤمنان اعمال شما را خواهند دید و شما به نزد داناى نهان و آشکارا بازگردانده مى‌شوید و او از اعمالتان آگاهتان خواهد کرد.///و بگو: [هر کارى مى‌خواهید] بکنید که به زودى خدا و رسول او و مؤمنان کردار شما را خواهند دید، و به زودى به سوى داناى نهان و آشکار بازگردانده مى‌شوید، پس شما را به آنچه انجام مى‌دادید آگاه خواهد کرد///و بگو: «[هر کارى مى‌خواهید] بکنید، که به زودى خدا و پیامبر او و مؤمنان در کردار شما خواهند نگریست، و به زودى به سوى داناى نهان و آشکار بازگردانیده مى‌شوید؛ پس ما را به آنچه انجام مى‌دادید آگاه خواهد کرد.»///و بگو: «[هرگونه که مى‌خواهید و مى‌توانید،] عمل کنید، که به زودى خداوند و پیامبرش و مؤمنان کار شما را مى‌نگرند و به زودى به سوى داناى غیب و آشکار، بازگردانده مى‌شوید. پس شما را به آنچه انجام مى‌دادید، آگاه خواهد کرد.»///و بگو که هر عمل کنید خدا آن عمل را می‌بیند و هم رسول و مؤمنان بر آن آگاه می‌شوند، آن گاه به سوی خدایی که دانای عوالم غیب و شهود است بازگردانیده شوید و او شما را به کردارتان واقف سازد.///و بگو کارتان را بکنید به زودی خداوند و پیامبر او و مؤمنان در کار شما خواهند نگریست، و زودا که به محضر دانای پنهان و پیدا بازگردانده شوید، آنگاه شما را [از حقیقت و نتیجه‌] کار و کردارتان آگاه می‌سازد///بگو: «عمل کنید! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را می‌بینند! و بزودی، بسوی دانای نهان و آشکار، بازگردانده می‌شوید؛ و شما را به آنچه عمل می‌کردید، خبر می‌دهد!»///بگو عمل کنید زود هست ببیند خدا کردار شما را و پیمبرش و مؤمنان و بزودی بازگردانیده شوید بسوی دانای نهان و هویدا تا آگهیتان دهد بدانچه بودید می‌کردید///و (به این نابکاران) بگو: «(هر کاری می‌خواهید) انجام دهید، پس به‌زودی خدا کردارتان را (می‌نگارد و) می‌نگرد و پیامبرش و مؤمنان نیز (کردارتان را خواهند نگریست). و به‌زودی سوی (خدای) دانای نهان و آشکار باز گردانیده می‌شوید. پس شما را به آنچه انجام می‌داده‌اید آگاهی مهمی خواهد داد.» quran_en_fa There are (yet) others, held in suspense for the command of Allah, whether He will punish them, or turn in mercy to them: and Allah is All-Knowing, Wise. و گروهی دیگر کارشان موقوف به مشیت خداست، یا آنان را عذاب می‌کند یا توبه آنان را می‌پذیرد؛ و خدا دانا و حکیم است.///و گروهی دیگر کارشان موقوف به مشیت خداست، یا آنان را عذاب می‌کند یا توبه آنان را می‌پذیرد؛ و خدا دانا و حکیم است.///و گروهى دیگر به مشیت خداوند واگذاشته شده‌اند، که یا عذابشان مى‌کند یا توبه‌شان را مى‌پذیرد. و خدا دانا و حکیم است.///و عده‌اى دیگر کارشان به مشیت خدا واگذار شده است که یا عذابشان مى‌کند یا توبه‌شان را مى‌پذیرد، و خدا داناى حکیم است///و عده‌اى دیگر [کارشان‌] موقوف به فرمان خداست: یا آنان را عذاب مى‌کند و یا توبه آنها را مى‌پذیرد، و خدا داناى سنجیده‌کار است.///و گروه دیگرى هستند که کارشان به خواست الهى واگذار شده است؛ یا عذابشان مى‌کند و یا [به خاطر توبه و پشیمانى،] به آنان لطف مى‌کند و خداوند دانا و حکیم است.///و برخی دیگر (از گناهکاران) آنهایی هستند که کارشان بر مشیت خدا موقوف است یا آنان را عذاب کنید و یا از گناهشان درگذرد، و خدا دانا و حکیم است.///و دیگرانی هستند که واگذاشته به امر الهی‌اند، یا عذابشان می‌کند یا از آنان در می‌گذرد، و خداوند دانای فرزانه است‌///و گروهی دیگر، به فرمان خدا واگذار شده‌اند (و کارشان با خداست)؛ یا آنها را مجازات می‌کند، و یا توبه آنان را می‌پذیرد (، هر طور که شایسته باشند)؛ و خداوند دانا و حکیم است!///که به امید خدایند یا عذابشان کند و یا توبه‌شان پذیرد و خدا است دانای حکیم‌///و عده‌ای دیگر امیدیافتگان برای فرمان خدایند: یا آنان را عذاب می‌نماید و یا به آنان برگشت می‌کند. و خدا بس دانایی حکیم است. quran_en_fa And there are those who put up a mosque by way of mischief and infidelity - to disunite the Believers - and in preparation for one who warred against Allah and His Messenger aforetime. They will indeed swear that their intention is nothing but good; But Allah doth declare that they are certainly liars. و [از منافقان] کسانی هستند که بر پایه دورویی و نفاق، مسجدی ساختند برای آسیب رساندن و ترویج کفر و تفرقه افکنی میان مؤمنان و کمین گاهی برای [گردآمدن] کسانی که پیش از این با خدا و پیامبرش جنگیده بودند، سوگند سخت می‌خورند که ما با ساختن این مسجد جز خوبی [و خدمت] قصدی نداشتیم، ولی خدا گواهی می‌دهد که بی تردید آنان دروغگویند.///و [از منافقان] کسانی هستند که بر پایه دورویی و نفاق، مسجدی ساختند برای آسیب رساندن و ترویج کفر و تفرقه افکنی میان مؤمنان و کمین گاهی برای [گردآمدن] کسانی که پیش از این با خدا و پیامبرش جنگیده بودند، سوگند سخت می‌خورند که ما با ساختن این مسجد جز خوبی [و خدمت] قصدی نداشتیم، ولی خدا گواهی می‌دهد که بی تردید آنان دروغگویند.///خدا شهادت مى‌دهد: آنهایى که مسجدى مى‌سازند تا به مؤمنان زیان رسانند و میانشان کفر و تفرقه اندازند و تا براى کسانى که مى‌خواهند با خدا و پیامبرش جنگ کنند کمینگاهى باشد، آنگاه سوگند مى‌خورند که ما را قصدى جز نیکوکارى نبوده است؛ دروغ مى‌گویند.///و کسانى [هستند] که مسجدى اختیار کردند که باعث زیان زدن و کفر و پراکندگى میان مؤمنان است، و نیز کمینگاهى براى کسانى که با خدا و پیامبر او از پیش در جنگ بودند مى‌باشد و [اکنون‌] سخت سوگند مى‌خورند که جز نیکى قصدى نداشتیم، ولى خدا گواهى مى‌دهد که آنها///و آنهایى که مسجدى اختیار کردند که مایه زیان و کفر و پراکندگى میان مؤمنان است، و [نیز] کمینگاهى است براى کسى که قبلا با خدا و پیامبر او به جنگ برخاسته بود، و سخت سوگند یاد مى‌کنند که جز نیکى قصدى نداشتیم. و [لى‌] خدا گواهى مى‌دهد که آنان قطعا دروغگو هستند.///و [گروهى دیگر از منافقان،] کسانى هستند که مسجدى براى ضربه زدن به اسلام و براى ترویج کفر و تفرقه افکنى میان مؤمنان و کمین‌گاهى براى [مساعدت] به دشمنان دیرینه‌ى خدا و پیامبرش ساختند و همواره سوگند مى‌خورند که: «ما جز خیر، قصدى نداریم‌!» [ولى] خداوند گواهى مى‌دهد که آنان دروغگویانند.///و (گروهی دیگر از منافقانند) آنان که مسجدی برای زیان به اسلام برپا کردند و مقصودشان کفر و عناد و تفرقه کلمه بین مسلمین و ساختن کمینگاهی برای دشمنان دیرینه خدا و رسول بود، و با این همه قسم‌های مؤکد یاد می‌کنند که ما جز قصد خیر غرضی نداریم، و خدا گواهی می‌دهد که محققا دروغ می‌گویند.///و کسانی هستند که مسجد را دستاویز زیان رساندن و کفر و تفرقه‌اندازی بین مؤمنان، و نیز کمینگاهی برای کسانی که پیش از آن با خداوند و پیامبر او به محاربه برخاسته بودند، ساختند، و سوگند می‌خورند که هدفی جز خیر و خدمت نداریم، و خداوند گواهی می‌دهد که ایشان دروغگو هستند///(گروهی دیگر از آنها) کسانی هستند که مسجدی ساختند برای زیان (به مسلمانان)، و (تقویت) کفر، و تفرقه‌افکنی میان مؤمنان، و کمینگاه برای کسی که از پیش با خدا و پیامبرش مبارزه کرده بود؛ آنها سوگند یاد می‌کنند که: «جز نیکی (و خدمت)، نظری نداشته‌ایم!» اما خداوند گواهی می‌دهد که آنها دروغگو هستند!///و آنان که برگرفتند مسجدی تا بیازارند و کفر ورزند و جدائی نهند میان مؤمنان و کمینگاهی برای آنان که با خدا و پیمبرش نبرد نمودند از پیش و همانا سوگند آورند که نخواستیم ما جز نکوکاری و خدا گواهی دهد که آنانند دروغگویان‌///و کسانی که مسجدی را بر گرفتند در حالی که (این مسجد ضرار) زیان‌بار و کفر (آمیز) و (برای‌) جدایی افکندن میان مؤمنان است و (نیز) کمین‌نهادنی است برای کسی که قبلا با خدا و پیامبرش به جنگ برخاسته بود و بسی سخت سوگند یاد می‌کنند که ما بجز نیکوترین (زندگی اسلامی) قصدی نداشتیم، در حالی‌که خدا گواهی می‌دهد که آنان بی‌گمان دروغگویانند. quran_en_fa Never stand thou forth therein. There is a mosque whose foundation was laid from the first day on piety; it is more worthy of the standing forth (for prayer) therein. In it are men who love to be purified; and Allah loveth those who make themselves pure. هرگز [برای عبادت و نماز] در آن مسجد نایست، قطعا مسجدی که از نخستین روز بر پایه تقوا بنا شده شایسته‌تر است که در آن [به نماز و عبادت] بایستی، در آن مردانی هستند که خواهان پاکیزگی [و طهارت جسم و جان] هستند؛ و خدا پاکیزگان را دوست دارد.///هرگز [برای عبادت و نماز] در آن مسجد نایست، قطعا مسجدی که از نخستین روز بر پایه تقوا بنا شده شایسته‌تر است که در آن [به نماز و عبادت] بایستی، در آن مردانی هستند که خواهان پاکیزگی [و طهارت جسم و جان] هستند؛ و خدا پاکیزگان را دوست دارد.///هرگز در آن مسجد نمازمگزار. مسجدى که از روز نخست بر پرهیزگارى بنیان شده شایسته‌تر است که در آنجا نماز کنى. در آنجا مردانى هستند که دوست دارند پاکیزه باشند، زیرا خدا پاکیزگان را دوست دارد.///هرگز در آن [مسجد] نایست [زیرا] مسجدى که از روز اول بر تقوا بنا شده شایسته‌تر است که در آن نماز کنى. در آن جا مردانى هستند که دوست دارند خود را پاک سازند، و خدا کسانى را که خواهان پاکى‌اند دوست مى‌دارد///هرگز در آن جا مایست، چرا که مسجدى که از روز نخستین بر پایه تقوا بنا شده، سزاوارتر است که در آن [به نماز] ایستى. [و] در آن، مردانى‌اند که دوست دارند خود را پاک سازند، و خدا کسانى را که خواهان پاکى‌اند دوست مى‌دارد.///در آن [مسجد ضرار،] هرگز [براى نماز] نایست! به راستی مسجدى که از روز نخست، بر اساس تقوا بنا شده، سزاوارتر است که در آن نماز بر پا دارى. [زیرا] در آن مسجد، مردانى هستند که دوست دارند خود را پاک سازند و خداوند پاکان را دوست مى‌دارد.///تو (ای رسول ما) هرگز در مسجد آنها (به نماز) مایست که همان مسجد (قبا) که بنیانش از اول بر پایه تقوای محکم بنا گردیده سزاوارتر است به اینکه در آن اقامه نماز کنی، که در آن مسجد مردان پاکی که مشتاق تهذیب نفوس خودند درآیند، و خدا مردان پاک مهذب را دوست می‌دارد.///هرگز در آن درنگ مکن، چرا که مسجدی که از روز نخست بنیادش بر تقوا بوده است، سزاوارتر است که در آن درنگ کنی [و] در آن مردانی هستند که دوست دارند که پاک و پیراسته شوند، و خداوند پاکیزگان را دوست دارد///هرگز در آن (مسجد به عبادت) نایست! آن مسجدی که از روز نخست بر پایه تقوا بنا شده، شایسته‌تر است که در آن (به عبادت) بایستی؛ در آن، مردانی هستند که دوست می‌دارند پاکیزه باشند؛ و خداوند پاکیزگان را دوست دارد!///بپای نایست در آن هیچگاه همانا مسجدی که بنیاد شده است بر پرهیزکاری از نخستین روز سزاوارتر است که بپای ایستی در آن در آنند مردانی که دوست دارند آنکه پاک شوند و خدا است دوستدار پاکیزگی‌جویان‌///هرگز در آن‌جا (به نماز و طاعت) نایست. به‌راستی مسجدی که از روز نخستین بر پایه‌ی تقوا بنا شده، سزاوارتر است که در آن بایستی. در آن مردانی‌اند که دوست دارند بی‌شائبه و پاک شوند. و خدا کسانی را که خواهان پاکی‌اند دوست می‌دارد. quran_en_fa Which then is best? - he that layeth his foundation on piety to Allah and His good pleasure? - or he that layeth his foundation on an undermined sand-cliff ready to crumble to pieces? and it doth crumble to pieces with him, into the fire of Hell. And Allah guideth not people that do wrong. آیا کسی که بنیاد [امورش] را بر پایه تقوای الهی و رضای او نهاده بهتر است یا کسی که بنیاد [امورش] را بر لب پرتگاهی سست و فروریختنی نهاده؟! و آن بنا با بناکننده‌اش در جهنم سقوط می‌کند؛ و خدا گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند.///آیا کسی که بنیاد [امورش] را بر پایه تقوای الهی و رضای او نهاده بهتر است یا کسی که بنیاد [امورش] را بر لب پرتگاهی سست و فروریختنی نهاده؟! و آن بنا با بناکننده‌اش در جهنم سقوط می‌کند؛ و خدا گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند.///آیا کسى که بنیان مسجد را بر ترس از خدا و خشنودى او نهاده بهتر است، یا آن کسى که بنیان مسجد را بر کناره سیلگاهى که آب زیر آن را شسته باشد نهاده است تا با او در آتش جهنم سرنگون گردد؟ و خدا مردم ستمگر را هدایت نمى‌کند.///آیا کسى که بنیاد کار خود را بر پایه تقوا و رضاى خدا نهاده بهتر است یا کسى که بناى خود را بر لب پرتگاهى فرو ریختنى نهاده و با آن در آتش دوزخ سرنگون مى‌گردد؟ و خدا گروه ظالمان را هدایت نمى‌کند///آیا کسى که بنیاد [کار] خود را بر پایه تقوا و خشنودى خدا نهاده بهتر است یا کسى که بناى خود را بر لب پرتگاهى مشرف به سقوط پى‌ریزى کرده و با آن در آتش دوزخ فرو مى‌افتد؟ و خدا گروه بیدادگران را هدایت نمى‌کند.///آیا کسى که بنیان [کار] خود را بر پایه‌ى تقوا و رضاى الهى قرار داده بهتر است، یا کسى که بنیاد [کار] خویش را بر لبه‌ی پرتگاهى سست و فرو ریختنى نهاده، که او را در آتش دوزخ مى‌اندازد؟ خداوند گروه ستمگر را هدایت نمى‌کند.///آیا کسی که مسجدی به نیت تقوا تأسیس کرده و رضای حق را طالب است مانند کسی است که بنایی سازد بر پایه سستی در کنار مسیل (لبه پرتگاه دوزخ) که زود به ویرانی کشد و عاقبت او را به آتش دوزخ درافکند؟! و خدا هرگز ستمکاران را هدایت نخواهد فرمود.///آیا کسی که بنیاد آن [مسجد] را بر خدا ترسی و خشنودی الهی گذاشته باشد بهتر است یا کسی که بنیاد آن را بر لبه پرتگاه فرو ریختنی نهاده باشد که به آتش دوزخ سرازیرش می‌کند، و خداوند ستمکاران را هدایت نمی‌کند///آیا کسی که شالوده آن را بر تقوای الهی و خشنودی او بنا کرده بهتر است، یا کسی که اساس آن را بر کنار پرتگاه سستی بنا نموده که ناگهان در آتش دوزخ فرومی‌ریزد؟ و خداوند گروه ستمگران را هدایت نمی‌کند!///آیا آنکه بنیاد کرده است شالوده آن را بر ترسی از خدا و خوشنودیی بهتر است یا آنکه بنیاد نهاده است سازمانش را بر کنار پرتگاهی سراشیب که واژگونش ساخت در آتش دوزخ و خدا هدایت نکند گروه ستمگران را///آیا پس کسی که بنیان (مسجد) ش را بر تقوا و خشنودی خدا نهاد، بهتر است یا کسی که بنیانش را مشرف بر لب پرتگاهی نهاد‌؟ پس با آن در آتش دوزخ سقوط کرد. و خدا گروه بیدادگران را هدایت نمی‌کند. quran_en_fa The foundation of those who so build is never free from suspicion and shakiness in their hearts, until their hearts are cut to pieces. And Allah is All-Knowing, Wise. همواره آن ساختمانی که بنا نهاده‌اند در دل هایشان مایه شک و تردید است تا دل هایشان [به سبب مرگ] پاره پاره شود، و خدا دانا و حکیم است.///همواره آن ساختمانی که بنا نهاده‌اند در دل هایشان مایه شک و تردید است تا دل هایشان [به سبب مرگ] پاره پاره شود، و خدا دانا و حکیم است.///آن بنا که برآورده‌اند همواره مایه تشویش در دلشان خواهد بود تا آن هنگام که دلشان پاره پاره گردد. و خداوند دانا و حکیم است.///آن بنایى که برافراشتند همواره به صورت شک [و نفاقى‌] در دلشان بر جاى خواهد ماند، مگر این که دل‌هایشان پاره پاره شود [و بمیرند]، و خدا داناى حکیم است///همواره آن ساختمانى که بنا کرده‌اند، در دلهایشان مایه شک [و نفاق‌] است، تا آنکه دلهایشان پاره پاره شود، و خدا داناى سنجیده‌کار است.///بنیانى را که منافقان بنا نهادند، همواره موجب تحیر و سردرگمى در دل‌هاى آنان است. [آنها راه نجاتى ندارند،] مگر آن که دل‌هایشان [از نفاق] جدا شود [یا با مرگ، متلاشى گردد] و خداوند دانا و حکیم است.///بنیانی که آنها بنا کردند دلهای ایشان را همیشه به حیرت و شک و ریب افکند تا آنکه از آن دل برکنند، و خدا دانا و حکیم است.///پیوسته بنیادی که بنا گذاشته‌اند در دلشان شک و شبهه برمی‌انگیزد تا آن زمان که دلهایشان پاره و پراکنده شود، و خداوند دانای فرزانه است‌///(اما) این بنایی را که آنها ساختند، همواره بصورت یک وسیله شک و تردید، در دلهایشان باقی می‌ماند؛ مگر اینکه دلهایشان پاره پاره شود (و بمیرند؛ وگرنه، هرگز از دل آنها بیرون نمی‌رود)؛ و خداوند دانا و حکیم است!///بماند سازمانی که ساختند همیشه ریبی در دلهای ایشان مگر آنکه بگسلد از هم (پاره پاره شود) دلهای ایشان و خدا است دانای حکیم‌///پیوسته بنیانشان را که بنا کرده‌اند، در دل‌هایشان مایه‌ی شک مستندی (باطل) است، جز آنکه دل‌هایشان به سختی پاره‌پاره شود. و خدا دانای بس حکیم است. quran_en_fa Allah hath purchased of the believers their persons and their goods; for theirs (in return) is the garden (of Paradise): they fight in His cause, and slay and are slain: a promise binding on Him in truth, through the Law, the Gospel, and the Qur'an: and who is more faithful to his covenant than Allah? then rejoice in the bargain which ye have concluded: that is the achievement supreme. یقینا خدا از مؤمنان جان‌ها و اموالشان را به بهای آنکه بهشت برای آنان باشد خریده؛ همان کسانی که در راه خدا پیکار می‌کنند، پس [دشمن را] می‌کشند و [خود در راه خدا] کشته می‌شوند [خدا آنان را] بر عهده خود در تورات و انجیل و قرآن [وعده بهشت داده است] وعده‌ای حق؛ و چه کسی به عهد و پیمانش از خدا وفادارتر است؟ پس [ای مؤمنان!] به این داد و ستدی که انجام داده‌اید، خوشحال و شاد باشید؛ و این است کامیابی بزرگ.///یقینا خدا از مؤمنان جان‌ها و اموالشان را به بهای آنکه بهشت برای آنان باشد خریده؛ همان کسانی که در راه خدا پیکار می‌کنند، پس [دشمن را] می‌کشند و [خود در راه خدا] کشته می‌شوند [خدا آنان را] بر عهده خود در تورات و انجیل و قرآن [وعده بهشت داده است] وعده‌ای حق؛ و چه کسی به عهد و پیمانش از خدا وفادارتر است؟ پس [ای مؤمنان!] به این داد و ستدی که انجام داده‌اید، خوشحال و شاد باشید؛ و این است کامیابی بزرگ.///خدا از مؤمنان جانها و مالهایشان را خرید، تا بهشت از آنان باشد. در راه خدا جنگ مى‌کنند، چه بکشند یا کشته شوند وعده‌اى که خدا در تورات و انجیل و قرآن داده است به حق بر عهده اوست. و چه کسى بهتر از خدا به عهد خود وفا خواهد کرد؟ بدین خرید و فروخت که کرده‌اید شاد باشید که کامیابى بزرگى است.///همانا خدا از مؤمنان جان و مالشان را به بهاى بهشت خریدارى کرد آنان در راه خدا مى‌جنگند و مى‌کشند و کشته مى‌شوند. این در تورات و انجیل و قرآن وعده‌ى حقى بر عهده‌ى خدا است، و چه کسى از خدا به عهد خویش وفادارتر است؟ پس به این معامله‌اى که با خدا کرده‌ای///در حقیقت، خدا از مؤمنان، جان و مالشان را به [بهاى‌] اینکه بهشت براى آنان باشد، خریده است؛ همان کسانى که در راه خدا مى‌جنگند و مى‌کشند و کشته مى‌شوند. [این‌] به عنوان وعده حقى در تورات و انجیل و قرآن بر عهده اوست. و چه کسى از خدا به عهد خویش وفادارتر است؟ پس به این معامله‌اى که با او کرده‌اید شادمان باشید، و این همان کامیابى بزرگ است.///خداوند از مؤمنان، جان‌ها و اموالشان را به بهاى بهشت خریده است. آنان در راه خدا مى‌جنگند تا بکشند یا کشته شوند. [وفاى به این] وعده‌ى حق که در تورات و انجیل و قرآن آمده، بر عهده‌ی خداست و چه کسى از خدا به عهدش وفادارتر است؟ پس مژده باد شما را بر این معامله‌اى که به وسیله‌ى آن [با خدا] بیعت کردید و این همان رستگارى بزرگ است.///همانا خدا جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده، آنها در راه خدا جهاد می‌کنند پس (دشمنان دین را) به قتل می‌رسانند و (یا خود) کشته می‌شوند، این وعده قطعی است بر خدا و عهدی است که در تورات و انجیل و قرآن یاد فرموده، و از خدا با وفاتر به عهد کیست؟ پس از این معامله‌ای که کردید بسی شاد باشید که این به حقیقت سعادت و فیروزی بزرگ است.///خداوند جان و مال مؤمنان را در ازاء بهشت از آنان خریده است، همان کسانی که در راه خدا کارزار می‌کنند و می‌کشند و کشته می‌شوند، این وعده به راستی و درستی در تورات و انجیل و قرآن بر عهده اوست، و کیست از خداوند وفادارتر به پیمانش؟ پس به داد و ستدی که به آن دست زده‌اید، شادمان باشید، و این همان رستگاری بزرگ است‌///خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خریداری کرده، که (در برابرش) بهشت برای آنان باشد؛ (به این گونه که:) در راه خدا پیکار می‌کنند، می‌کشند و کشته می‌شوند؛ این وعده حقی است بر او، که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده؛ و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدی که با خدا کرده‌اید؛ و این است آن پیروزی بزرگ!///همانا خدا خرید از مؤمنان جانها و مالهای ایشان را که برای ایشان است بهشت جنگ کنند در راه خدا پس بکشند و کشته شوند وعده‌ای است بر او حق در تورات و انجیل و قرآن و کیست وفادارتر به عهد خود از خدا پس شاد باشید به سوداگریی که سودا نمودید و این است آن رستگاری بزرگ‌///بی‌گمان، خدا از مؤمنان، جان‌ها و اموالشان را به (بهای) اینکه بهشت به‌راستی برایشان است خریده؛ حال آنکه در راه خدا کشتار می‌کنند، پس می‌کشند و کشته می‌شوند؛ وعده‌ی حقی است در تورات و انجیل و قرآن که بر عهده‌ی اوست. و چه کسی از خدا به عهد خویش وفادارتر است‌؟ پس به این معامله‌ای که با او کرده‌اید نوید همی بخواهید و این همان کامیابی بزرگ سالم (و سودمند) است. quran_en_fa Those that turn (to Allah) in repentance; that serve Him, and praise Him; that wander in devotion to the cause of Allah,: that bow down and prostrate themselves in prayer; that enjoin good and forbid evil; and observe the limit set by Allah;- (These do rejoice). So proclaim the glad tidings to the Believers. [آن مؤمنان، همان] توبه کنندگان، عبادت کنندگان، سپاس گزاران، روزه داران، رکوع کنندگان، سجده کنندگان، فرمان دهندگان به معروف و بازدارندگان از منکر و پاسداران حدود و مقررات خدایند؛ و مؤمنان را [به رحمت و رضوان خدا] مژده ده.///[آن مؤمنان، همان] توبه کنندگان، عبادت کنندگان، سپاس گزاران، روزه داران، رکوع کنندگان، سجده کنندگان، فرمان دهندگان به معروف و بازدارندگان از منکر و پاسداران حدود و مقررات خدایند؛ و مؤمنان را [به رحمت و رضوان خدا] مژده ده.///توبه‌کنندگانند، پرستندگانند، ستایندگانند، روزه‌دارانند، رکوع کنندگانند، سجده‌کنندگانند، امر کنندگان به معروف و نهى کنندگان از منکرند و حافظان حدود خدایند. و مؤمنان را بشارت ده.///[آن مؤمنان‌] همان توبه کنندگان، عبادت پیشگان، ستایشگران، روزه‌داران، رکوع کنندگان و سجده کنندگان، امر کنندگان به معروف و نهى کنندگان از منکر و پاسداران مقررات الهى‌اند، و مؤمنان را مژده رسان/// [آن مؤمنان،] همان توبه‌کنندگان، پرستندگان، سپاسگزاران، روزه‌داران، رکوع‌کنندگان، سجده‌کنندگان، وادارندگان به کارهاى پسندیده، بازدارندگان از کارهاى ناپسند و پاسداران مقررات خدایند. و مؤمنان را بشارت ده.///[مؤمنان مجاهد،] اهل توبه، عبادت، ستایش، سیاحت، رکوع، سجود، امر به معروف و نهى از منکر و حفظ حدود و مقررات الهى‌اند و چنین مؤمنانى را بشارت ده!///اینان همان از گناه پشیمانان، خداپرستان، حمد و شکر نعمت‌گزاران، روزه‌داران، نماز با خضوع گزاران، امر به معروف و نهی از منکر کنندگان، و نگهبانان حدود الهی‌اند، و مؤمنان را بشارت ده.///آنان توبه‌کارانند و پرستشگران و سپاسگزاران و روزه‌داران و نمازگزاران و اهل سجود که آمران به معروف و ناهیان از منکر و پاسداران احکام الهی هستند، و مؤمنان را بشارت ده‌///توبه‌کنندگان، عبادت کاران، سپاسگویان، سیاحت کنندگان، رکوع کنندگان، سجده‌آوران، آمران به معروف، نهی کنندگان از منکر، و حافظان حدود (و مرزهای) الهی، (مؤمنان حقیقی‌اند)؛ و بشارت ده به (اینچنین) مؤمنان!///توبه‌کنندگان پرستشگران سپاسگزاران رهروان رکوع‌گزاران سجده‌کنندگان امرکنندگان به نیکی و بازدارندگان از بدی و نگهبانان مرزهای خدا و بشارت ده به مؤمنان‌///(آن مؤمنان، همان) توبه‌کنندگان، پرستندگان (خدا)، سپاسگزاران، سیر کنندگان (در راه خدا)، رکوع‌کنندگان، سجده‌کنندگان (برای خدا)، وادارندگان به کارهای پسندیده، بازدارندگان از کارهای ناپسند، و پاسداران مقررات خدایند. و مؤمنان را بشارت ده. quran_en_fa It is not fitting, for the Prophet and those who believe, that they should pray for forgiveness for Pagans, even though they be of kin, after it is clear to them that they are companions of the Fire. پیامبر و اهل ایمان را نسزد که برای مشرکان پس از آنکه روشن شد که آنان اهل دوزخند، درخواست آمرزش کنند، هر چند از خویشان باشند.///پیامبر و اهل ایمان را نسزد که برای مشرکان پس از آنکه روشن شد که آنان اهل دوزخند، درخواست آمرزش کنند، هر چند از خویشان باشند.///نباید پیامبر و کسانى که ایمان آورده‌اند براى مشرکان هر چند از خویشاوندان باشند -پس از آنکه دانستند که به جهنم مى‌روند- طلب آمرزش کنند.///پیامبر و کسانى که ایمان آورده‌اند نمى‌باید براى مشرکان- پس از آن که برایشان آشکار گردید که آنها اهل دوزخند- طلب آمرزش کنند، هر چند خویشاوند باشند///بر پیامبر و کسانى که ایمان آورده‌اند سزاوار نیست که براى مشرکان -پس از آنکه برایشان آشکار گردید که آنان اهل دوزخند- طلب آمرزش کنند، هر چند خویشاوند [آنان‌] باشند.///براى پیامبر و کسانى که ایمان آورده‌اند، سزاوار نیست که براى مشرکان، پس از آن که برایشان آشکار گردید که آنان اهل دوزخند، طلب آمرزش کنند، هر چند خویشاوند آنان باشند.///پیغمبر و گرویدگان به او نباید برای مشرکان هر چند خویشان آنها باشند از خدا آمرزش طلبند بعد از آنکه آنها را اهل دوزخ شناختند.///سزاوار نیست که پیامبر و مؤمنان برای مشرکان، ولو خویشاوند باشند، پس از آنکه بر ایشان آشکار شده است که آنان دوزخی‌اند، آمرزش بخواهند///برای پیامبر و مؤمنان، شایسته نبود که برای مشرکان (از خداوند) طلب آمرزش کنند، هر چند از نزدیکانشان باشند؛ (آن هم) پس از آنکه بر آنها روشن شد که این گروه، اهل دوزخند!///نرسد پیمبر را و نه آنان را که ایمان آوردند اینکه آمرزش خواهند برای مشرکان و اگر چه باشند خویشاوندان پس از آنکه آشکار شد برای ایشان که آنانند یاران دوزخ‌///برای پیامبر برجسته و کسانی که ایمان آورده‌اند هرگز سزاوار نبوده است که برای مشرکان - پس از آنکه برایشان آشکار گردید که آنان بی‌گمان اهل دوزخند - پوشش بخواهند؛ هر چند نزدیکترین خویشاوندانشان باشند. quran_en_fa And Abraham prayed for his father's forgiveness only because of a promise he had made to him. But when it became clear to him that he was an enemy to Allah, he dissociated himself from him: for Abraham was most tender-hearted, forbearing. و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش جز به سبب وعده‌ای که به او داده بود، نبود [که اگر از بت پرستی خودداری کند، برای او آمرزش بخواهد] چون برای او روشن شد که وی دشمن خداست از او بیزاری جست؛ یقینا ابراهیم بسیار مهربان و بردبار بود.///و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش جز به سبب وعده‌ای که به او داده بود، نبود [که اگر از بت پرستی خودداری کند، برای او آمرزش بخواهد] چون برای او روشن شد که وی دشمن خداست از او بیزاری جست؛ یقینا ابراهیم بسیار مهربان و بردبار بود.///آمرزش خواستن ابراهیم براى پدرش، نبود مگر به خاطر وعده‌اى که به او داده بود. و چون براى او آشکار شد که پدرش دشمن خداست، از او بیزارى جست. زیرا ابراهیم بسیار خداى‌ترس و بردبار بود.///و طلب آمرزش ابراهیم براى پدرش جز به خاطر وعده‌اى که به او داده بود صورت نگرفت، ولى هنگامى که براى او روشن شد که وى دشمن خداست از او بیزارى جست. به راستى ابراهیم بسى نیایشگر و بردبار بود///و طلب آمرزش ابراهیم براى پدرش جز براى وعده‌اى که به او داده بود، نبود. و [لى‌] هنگامى که براى او روشن شد که وى دشمن خداست، از او بیزارى جست. راستى، ابراهیم، دلسوزى بردبار بود.///و آمرزش‌خواهى ابراهیم براى [عموى مشرکش که به جای] پدرش [سرپرستی او را به عهده داشت]، فقط به خاطر وعده‌اى بود که به او داده بود، [آن هنگام که از هدایتش ناامید نبود،] پس هنگامى که برایش روشن شد، او دشمن خداست، از او بیزارى جست. همانا ابراهیم، اهل آه و ناله [از ترس خدا] و بردبار بود.///و ابراهیم [چون در آیه قبل فرمود که مؤمن نباید بر خویشانش هم اگر مشرک و کافرند ترحم و شفقت کند ممکن است کسی از جهل اعتراض کند که پس ابراهیم خلیل چرا بر عمویش آزر طلب آمرزش از خدا کرد با آنکه مشرک و کافر بود و در این آیه جواب این اشکال داده شده که دعا و استغفار ابراهیم برای عموی کافرش طبق عهدی بود که با او کرد که اگر ایمان آورد در حقش از خدا طلب رحمت و مغفرت کند و چون بر کفر و شرک باقی ماند ابراهیم هم بر او طلب رحمت و آمرزش نکرد.] هم که برای پدرش (یعنی عمویش) از خدا آمرزش خواست این نبود مگر به موجب عهدی که با او کرده بود (که ایمان آورد) و چون بر او محقق شد که وی دشمن خداست از او بیزاری جست، که ابراهیم شخصی بسیار خداترس و بردبار بود.///و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش جز به خاطر وعده‌ای نبود که [ابراهیم‌] به او داده بود، و آنگاه که بر او آشکار شد که او دشمن خداست، از او بری و برکنار شد، چرا که ابراهیم دردمندی بردبار بود///و استغفار ابراهیم برای پدرش [= عمویش آزر]، فقط بخاطر وعده‌ای بود که به او داده بود (تا وی را بسوی ایمان جذب کند)؛ اما هنگامی که برای او روشن شد که وی دشمن خداست، از او بیزاری جست؛ به یقین، ابراهیم مهربان و بردبار بود!///و نبود آمرزش خواستن ابراهیم برای پدر خود جز از روی وعده‌ای که بدو داد سپس گاهی که آشکار شد برای او آنکه وی دشمنی است برای خدا بیزاری جست از او و همانا ابراهیم است بسیار زاری‌کننده‌ای شکیبا///و پوشش خواستن ابراهیم برای پدرش جز برای وعده‌ای که به او داده بود، نبود. پس هنگامی که برایش به خوبی روشن شد که وی دشمن خداست، از او بیزاری جست. به‌راستی، ابراهیم بسی دلسوز و بردبار است. quran_en_fa And Allah will not mislead a people after He hath guided them, in order that He may make clear to them what to fear (and avoid)- for Allah hath knowledge of all things. و خدا بر آن نیست که قومی را پس از آنکه هدایت کرد، گمراه سازد، مگر آنکه اموری را که باید از آن بپرهیزند برای آنان بیان کند [و آنان مخالفت ورزند]؛ مسلما خدا به همه چیز داناست.///و خدا بر آن نیست که قومی را پس از آنکه هدایت کرد، گمراه سازد، مگر آنکه اموری را که باید از آن بپرهیزند برای آنان بیان کند [و آنان مخالفت ورزند]؛ مسلما خدا به همه چیز داناست.///خدا قومى را که هدایت کرده است گمراه نمى‌خواهد، تا برایشان روشن کند که از چه چیز باید بپرهیزند، که خدا بر هر چیزى داناست.///و خدا چنین نیست که قومى را پس از آن هدایت کرده گمراه کند [و بى‌راه گذارد] تا این که، آنچه را که باید [از آن‌] بپرهیزند بر آنها روشن سازد. بى‌تردید خدا به هر چیزى داناست///و خدا بر آن نیست که گروهى را پس از آنکه هدایتشان نمود بى‌راه بگذارد، مگر آنکه چیزى را که باید از آن پروا کنند برایشان بیان کرده باشد. آرى، خدا به هر چیزى داناست.///خداوند بر آن نیست که قومى را بعد از آن که هدایتشان نمود، بى‌راه بگذارد. مگر آن که آنچه را [که باید از آن] پرهیز کنند، برایشان بیان کند. قطعا خداوند به هر چیزى داناست.///و خدا بعد از آنکه قومی را هدایت کرد دیگر گمراه نکند تا بر آنها آنچه را باید از آن بپرهیزند معین و روشن بیان کند، که خدا محققا به همه چیز داناست.///و خداوند بر آن نیست که گروهی را پس از آنکه هدایتشان کرده است، بیراه بگذارد، مگر آنکه چیزی را که باید از آن پروا و پرهیز داشته باشند برای آنان روشن کرده باشد، که بی‌گمان خداوند به هر چیزی داناست‌///چنان نبود که خداوند قومی را، پس از آن که آنها را هدایت کرد (و ایمان آوردند) گمراه (و مجازات) کند؛ مگر آنکه اموری را که باید از آن بپرهیزند، برای آنان بیان نماید (و آنها مخالفت کنند)؛ زیرا خداوند به هر چیزی داناست!///و نیست خدا که گمراه سازد قومی را پس از آنکه رهبریشان کرد تا بنمایدشان که از چه چیز پرهیز کنند همانا خداوند است به همه چیز دانا///و خدا بر آن نبوده است که گروهی را پس از آنکه به راهشان آورد بی‌راهشان کند، تا آنکه چیزی را که باید از آن پروا کنند برایشان بیان کرده باشد (و به آن کفر ورزند). همواره، خدا به هر چیزی بسی داناست. quran_en_fa Unto Allah belongeth the dominion of the heavens and the earth. He giveth life and He taketh it. Except for Him ye have no protector nor helper. یقینا خداست که مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین در سیطره اوست؛ زنده می‌کند و می‌میراند؛ و شما را هیچ سرپرست و یاری جز خدا نیست.///یقینا خداست که مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین در سیطره اوست؛ زنده می‌کند و می‌میراند؛ و شما را هیچ سرپرست و یاری جز خدا نیست.///فرمانروایى آسمانها و زمین از آن خداست. زنده مى‌کند و مى‌میراند و شما را جز خدا دوستدار و یاورى نیست.///همانا خداست که فرمانروایى آسمان‌ها و زمین از آن اوست، زنده مى‌کند و مى‌میراند، و براى شما جز خدا یار و یاورى نیست///در حقیقت، فرمانروایى آسمانها و زمین از آن خداست. زنده مى‌کند و مى‌میراند، و براى شما جز خدا یار و یاورى نیست.///حکومت آسمان‌ها و زمین تنها از آن خداست. زنده مى‌کند و مى‌میراند و شما را جز خداوند، هیچ سرپرست و یاورى نیست.///محققا و منحصرا ملک و پادشاهی آسمانها و زمین از آن خداست که خلق را زنده کند و بمیراند، و شما را جز خدا سرپرست و یاوری نیست.///همانا فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداوند است که زنده می‌دارد و می‌میراند، و غیر از او یار و یاوری ندارید///حکومت آسمانها و زمین تنها از آن خداست؛ زنده می‌کند و می‌میراند؛ و جز خدا، ولی و یاوری ندارید!///همانا خدا از آن وی است پادشاهی آسمانها و زمین زنده کند و بمیراند و نیست شما را جز خدا دوست و نه یاوری‌///بی‌گمان، فرمانروایی آسمان‌ها و زمین تنها از آن خداست. زنده می‌کند و می‌میراند و برای شما جز خدا هیچ سرور و نه یاوری نیست. quran_en_fa Allah turned with favour to the Prophet, the Muhajirs, and the Ansar,- who followed him in a time of distress, after that the hearts of a part of them had nearly swerved (from duty); but He turned to them (also): for He is unto them Most Kind, Most Merciful. مسلما خدا رحمت ویژه‌اش را بر پیامبر و مهاجران و انصار که در آن ساعت دشوار [جنگ تبوک] از او پیروی کردند، ارزانی داشت، پس از آنکه نزدیک بود دل‌های گروهی از آنان [به سبب سختی مسیر جنگ از حق] منحرف شود [و از ادامه مسیر بازایستند و به مدینه برگردند] سپس خدا توبه آنان را پذیرفت زیرا خدا نسبت به آنان بسیار رؤوف و مهربان است.///مسلما خدا رحمت ویژه‌اش را بر پیامبر و مهاجران و انصار که در آن ساعت دشوار [جنگ تبوک] از او پیروی کردند، ارزانی داشت، پس از آنکه نزدیک بود دل‌های گروهی از آنان [به سبب سختی مسیر جنگ از حق] منحرف شود [و از ادامه مسیر بازایستند و به مدینه برگردند] سپس خدا توبه آنان را پذیرفت زیرا خدا نسبت به آنان بسیار رؤوف و مهربان است.///خدا، توبه پیامبر و مهاجرین و انصار را که در آن ساعت عسرت همراه او بودند، از آن پس که نزدیک بود که گروهى را دل از جنگ بگردد، پذیرفت. توبه‌شان بپذیرفت، زیرا به ایشان رئوف و مهربان است.///همانا خدا بر پیامبر و مهاجران و انصار که در آن ساعت دشوار از او پیروى کردند عنایت کرد، بعد از آن که چیزى نمانده بود که گروهى از آنها دلشان بلغزد [و ترک جهاد کنند]، سپس بر آنها عنایت کرد و توبه‌شان را پذیرفت، چرا که او نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان اس///به یقین، خدا بر پیامبر و مهاجران و انصار که در آن ساعت دشوار از او پیروى کردند ببخشود، بعد از آنکه چیزى نمانده بود که دلهاى دسته‌اى از آنان منحرف شود. باز برایشان ببخشود، چرا که او نسبت به آنان مهربان و رحیم است.///خداوند، لطف خود را بر پیامبر و مهاجران و انصارى که او را در لحظه‌ى دشوار [جنگ تبوک] پیروى کردند، سرازیر نمود، پس از آن که نزدیک بود دل‌هاى بعضى از آنان منحرف شود، [و در جبهه حضور نیابند.] سپس خداوند لطف خود را به آنان بازگرداند. او به آنان رئوف و مهربان است.///همانا خدا بر پیغمبر و اصحابش از مهاجر و انصار که در ساعت سختی-که نزدیک بود دلهای فرقه‌ای از آنها (از رنج و تعب در سختیهای جنگ تبوک و غیره) بلغزد-پیروی از رسولش کردند باز لطف فرمود و از لغزشهاشان درگذشت، که او درباره رسول و مؤمنان به یقین مشفق و مهربان است.///به راستی که خداوند بر پیامبر و مهاجران و انصاری که از او در هنگام سختی پیروی کردند، رحمت آورد، و آن پس از زمانی بود که نزدیک بود دلهای گروهی از آنان [از طاعت و اطاعت‌] بگردد، آنگاه از آنان درگذشت چرا که او به ایشان رئوف و مهربان است‌///مسلما خداوند رحمت خود را شامل حال پیامبر و مهاجران و انصار، که در زمان عسرت و شدت (در جنگ تبوک) از او پیروی کردند، نمود؛ بعد از آنکه نزدیک بود دلهای گروهی از آنها، از حق منحرف شود (و از میدان جنگ بازگردند)؛ سپس خدا توبه آنها را پذیرفت، که او نسبت به آنان مهربان و رحیم است!///همانا پذیرفت خدا توبه پیمبر و مهاجران و انصار را که پیرویش نمودند به هنگام سختی پس از آنکه نزدیک بود بلغزد دلهای گروهی از ایشان پس توبه کرد بر ایشان همانا او است بدیشان نوازنده مهربان‌///به‌راستی، خدا بر پیامبر و مهاجران و انصار -که در آن ساعت دشوار از او پیروی کردند- به‌درستی برگشت نمود؛ پس از آنکه چیزی نمانده بود دل‌های دسته‌‌ای از آنان منحرف شود. سپس بر ایشان برگشت نمود. همواره او نسبت به آنان بسی مهربان رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa (He turned in mercy also) to the three who were left behind; (they felt guilty) to such a degree that the earth seemed constrained to them, for all its spaciousness, and their (very) souls seemed straitened to them,- and they perceived that there is no fleeing from Allah (and no refuge) but to Himself. Then He turned to them, that they might repent: for Allah is Oft-Returning, Most Merciful. و [نیز رحمتش] شامل حال آن سه نفری [بود] که [با بهانه تراشی واهی از شرکت در جنگ] بازمانده بودند [و همه مسلمانان به دستور پیامبر با آنان قطع رابطه کردند] تا جایی که زمین با همه وسعت و فراخی اش بر آنان تنگ شد و [از شدت غصه، اندوه و عذاب وجدان] دل هایشان هم در تنگی و مضیقه قرار گرفت، و دانستند که هیچ پناهگاهی از خدا جز به سوی او نیست؛ پس خدا به رحمتش بر آنان توجه کرد تا توبه کنند؛ زیرا خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است.///و [نیز رحمتش] شامل حال آن سه نفری [بود] که [با بهانه تراشی واهی از شرکت در جنگ] بازمانده بودند [و همه مسلمانان به دستور پیامبر با آنان قطع رابطه کردند] تا جایی که زمین با همه وسعت و فراخی اش بر آنان تنگ شد و [از شدت غصه، اندوه و عذاب وجدان] دل هایشان هم در تنگی و مضیقه قرار گرفت، و دانستند که هیچ پناهگاهی از خدا جز به سوی او نیست؛ پس خدا به رحمتش بر آنان توجه کرد تا توبه کنند؛ زیرا خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است.///و نیز خدا پذیرفت توبه آن سه تن را که از جنگ تخلف کرده بودند، تا آنگاه که زمین با همه گشادگیش بر آنها تنگ شد و جان در تنشان نمى‌گنجید و خود دانستند که جز خداوند هیچ پناهگاهى که بدان روى آورند ندارند. پس خداوند توبه آنان بپذیرفت تا به او بازآیند، که توبه‌پذیر و مهربان است.///و نیز بر آن سه تن [عنایت کرد] که [از جهاد] واپس نهاده شدند [و مردم از آنها بریدند] تا بدانجا که زمین با همه فراخى بر آنها تنگ شد و از خود به تنگ آمدند و دانستند که از خدا، جز به سوى او پناهى نیست. آنگاه خدا به آنها بازگشت تا توبه کنند. بى‌تردید خدا///و [نیز] بر آن سه تن که بر جاى مانده بودند، [و قبول توبه آنان به تعویق افتاد] تا آنجا که زمین با همه فراخى‌اش بر آنان تنگ گردید، و از خود به تنگ آمدند و دانستند که پناهى از خدا جز به سوى او نیست. پس [خدا] به آنان [توفیق] توبه داد، تا توبه کنند. بى تردید خدا همان توبه‌پذیر مهربان است.///و [نیز] سه نفرى که [از شرکت در جبهه‌ى تبوک به خاطر سستى] وامانده بودند، تا آن گاه که زمین با همه‌ى وسعتش [به سبب قهر و نفرت مردم] بر آنان تنگ شد و از خود به تنگ آمدند و فهمیدند که در برابر خدا، هیچ پناهگاهى جز خود او نیست، پس خداوند لطف خویش را شامل آنان ساخت تا به توبه موفق شوند. همانا خداوند توبه‌پذیر و مهربان است.///و بر آن سه تن [آن سه نفر مرارة بن ربیع و هلال بن امیه و کعب بن مالک بودند که از زحمت جنگ و سختی حال و رنج و تعب و گرما از رفتن به جنگ در تبوک خودداری کردند و بعد در حضور پیغمبر آمدند و عذرخواهی کردند و توبه آنها پذیرفته شد.] که (از جنگ تبوک) باز نهاده شدند (و مردم به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از آنان بریدند) تا آنکه زمین با همه پهناوری بر آنها تنگ شد و بلکه از خود دلتنگ شدند و دانستند که از (غضب) خدا جز به (لطف) او ملجأ و پناهی نیست، پس خدا بر آنها باز لطف فرمود تا توبه کنند، که خداوند بسیار توبه‌پذیر و مشفق و مهربان است.///و نیز بر سه تنی که [از پیوستن به مجاهدان تبوک‌] باز پس مانده شدند، تا آنگاه که عرصه زمین با آنکه گسترده است، بر آنان تنگ آمد، و تنگدل شدند و دانستند که پناهی از خداوند جز به او نیست، سپس به آنان توفیق توبه داد تا توبه کنند، که بی‌گمان خداوند توبه‌پذیر مهربان است‌///(همچنین) آن سه نفر که (از شرکت در جنگ تبوک) تخلف جستند، (و مسلمانان با آنان قطع رابطه نمودند،) تا آن حد که زمین با همه وسعتش بر آنها تنگ شد؛ (حتی) در وجود خویش، جایی برای خود نمی‌یافتند؛ (در آن هنگام) دانستند پناهگاهی از خدا جز بسوی او نیست؛ سپس خدا رحمتش را شامل حال آنها نمود، (و به آنان توفیق داد) تا توبه کنند؛ خداوند بسیار توبه‌پذیر و مهربان است!///و بر آن سه تن که بازماندند تا آنکه تنگ شد بر ایشان زمین با فراخیش و تنگ آمد بر ایشان جانهای ایشان و دانستند که نیست پناهگاهی از خدا جز بسوی او پس توبه کرد بر ایشان تا توبه کنند همانا خدا است توبه‌پذیرنده مهربان‌///و (نیز) بر آن سه تن که (با اغوای شیطانی) تخلف یافتند تا آن هنگام (و هنگامه‌ای) که زمین با (همه‌ی) فراخیش بر آنان تنگ گردید و خودشان از خودشان به تنگ آمدند و گمان داشتند که پناهی از خدا جز به سوی (خود) او نیست. (خدا) بر آنان برگشت تا به او برگردند. بی‌گمان خدا، (هم) او بسی برگشت‌کننده‌ی (بر گنه‌کاران و) رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa O ye who believe! Fear Allah and be with those who are true (in word and deed). ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا پروا کنید و با صادقان باشید [صادقانی که کامل ترینشان پیامبران و اهل بیت رسول بزرگوار اسلام هستند.]///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا پروا کنید و با صادقان باشید [صادقانی که کامل ترینشان پیامبران و اهل بیت رسول بزرگوار اسلام هستند.]///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از خدا بترسید و با راستگویان باشید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از خدا پروا کنید و با راستگویان باشید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از خدا پروا کنید و با راستان باشید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از خدا پروا کنید و با راستگویان باشید.///ای اهل ایمان، خداترس باشید و با مردان راستگوی با ایمان بپیوندید.///ای مؤمنان از خداوند پروا کنید و در زمره راستان باشید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، و با صادقان باشید!///ای آنان که ایمان آوردید بترسید خدا را و باشید با راستگویان‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! از خدا پروا کنید و با راستان باشید. quran_en_fa It was not fitting for the people of Medina and the Bedouin Arabs of the neighbourhood, to refuse to follow Allah's Messenger, nor to prefer their own lives to his: because nothing could they suffer or do, but was reckoned to their credit as a deed of righteousness,- whether they suffered thirst, or fatigue, or hunger, in the cause of Allah, or trod paths to raise the ire of the Unbelievers, or received any injury whatever from an enemy: for Allah suffereth not the reward to be lost of those who do good;- شایسته نیست که اهل مدینه و بادیه نشینانی که پیرامون آنانند، از رسول خدا تخلف کنند؛ و آنان را نسزد که به سبب پرداختن به خویش از حفظ جان او [در شداید و سختی‌ها] دریغ ورزند؛ زیرا هیچ تشنگی و رنج و گرسنگی در راه خدا به آنان نمی‌رسد، و در هیچ مکانی که کافران را به خشم می‌آورد، قدم نمی‌گذارند، و از هیچ دشمنی انتقام نمی‌گیرند [و با نبرد با او به کام دل نمی‌رسند] مگر آنکه به پاداش هر یک از آنان عمل شایسته‌ای در پرونده آنان ثبت می‌شود؛ چرا که خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌کند.///شایسته نیست که اهل مدینه و بادیه نشینانی که پیرامون آنانند، از رسول خدا تخلف کنند؛ و آنان را نسزد که به سبب پرداختن به خویش از حفظ جان او [در شداید و سختی‌ها] دریغ ورزند؛ زیرا هیچ تشنگی و رنج و گرسنگی در راه خدا به آنان نمی‌رسد، و در هیچ مکانی که کافران را به خشم می‌آورد، قدم نمی‌گذارند، و از هیچ دشمنی انتقام نمی‌گیرند [و با نبرد با او به کام دل نمی‌رسند] مگر آنکه به پاداش هر یک از آنان عمل شایسته‌ای در پرونده آنان ثبت می‌شود؛ چرا که خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌کند.///اهل مدینه و عربهاى بادیه‌نشین اطراف آن را نرسد که از همراهى با پیامبر خدا تخلف ورزند و نباید که از او به خود پردازند. زیرا در راه خدا هیچ تشنگى به آنها چیره نشود یا به رنج نیفتند یا به گرسنگى دچار نگردند یا قدمى که کافران را خشمگین سازد برندارند یا به دشمن دستبردى نزنند، مگر آنکه عمل صالحى برایشان نوشته شود، که خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمى‌سازد.///مردم مدینه و بادیه‌نشینان اطرافش را نرسد که از رسول خدا تخلف کنند و جان خود را عزیزتر از جان او بدانند. این از آن روست که در راه خدا هیچ تشنگى و رنج و گرسنگى به آنها نرسد و در هیچ مکانى که کافران را به خشم مى‌آورد قدم نگذارند و از دشمن ضربه‌اى نخورن///مردم مدینه و بادیه‌نشینان پیرامونشان را نرسد که از [فرمان‌] پیامبر خدا سر باز زنند و جان خود را عزیزتر از جان او بدانند، چرا که هیچ تشنگى و رنج و گرسنگیى در راه خدا به آنان نمى‌رسد؛ و در هیچ مکانى که کافران را به خشم مى‌آورد قدم نمى‌گذارند و از دشمنى غنیمتى به دست نمى‌آورند مگر اینکه به سبب آن، عمل صالحى براى آنان [در کارنامه‌شان‌] نوشته مى‌شود، زیرا خدا پاداش نیکوکاران را ضایع نمى‌کند.///اهل مدینه و بادیه‌نشینان اطراف آنان، حق ندارند از [فرمان] رسول خدا تخلف کنند و [به جبهه نروند و] جان‌هاى خود را از جان پیامبر عزیزتر بدانند؛ زیرا هیچ گونه تشنگى، رنج و گرسنگى در راه خدا به آنان نمى‌رسد و هیچ گامى در جایى که کافران را به خشم آورد، برنمى‌دارند و هیچ چیزى از دشمن به آنان نمى‌رسد، مگر آن که براى آنان به پاداش اینها عمل صالح نوشته مى‌شود. قطعا خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمى‌کند.///اهل مدینه و بادیه‌نشینان اطرافشان نباید هرگز از (همراهی) پیغمبر تخلف کنند و نه هرگز جان خود را از جان او عزیزتر شمارند، زیرا هیچ رنج تشنگی و خستگی و گرسنگی در راه خدا نکشند و هیچ قدمی در جایی که کفار را خشمگین کند ننهند و هیچ دستبردی به دشمنان نرسانند جز آنکه در مقابل هر یک از این رنج و آلام عمل صالحی در نامه اعمالشان نوشته شود که خدا هرگز اجر نیکوکاران را ضایع نخواهد گذاشت.///اهل مدینه و اعرابیان پیرامونشان را نرسد که از حکم پیامبر خدا سر پیچند و جان خود را از جان او عزیزتر بدارند، چرا که هیچ تشنگی و هیچ خستگی و هیچ گرسنگی در راه خدا به آنان نرسد و هیچ گامی به پایگاهی [از سرزمین دشمن‌] نگذارند که کافران را به خشم آورد، و هیچ دستبردی به هیچ دشمنی نزنند، مگر آنکه در برابر آن عمل صالحی برای آنان [در کارنامه‌شان‌] نوشته شود، زیرا که خداوند پاداش نیکوکاران را فرو نمی‌گذارد///سزاوار نیست که اهل مدینه، و بادیه‌نشینانی که اطراف آنها هستند، از رسول خدا تخلف جویند؛ و برای حفظ جان خویش، از جان او چشم بپوشند! این بخاطر آن است که هیچ تشنگی و خستگی، و گرسنگی در راه خدا به آنها نمی‌رسد و هیچ گامی که موجب خشم کافران می‌شود برنمی‌دارند، و ضربه‌ای از دشمن نمی‌خورند، مگر اینکه به خاطر آن، عمل صالحی برای آنها نوشته می‌شود؛ زیرا خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌کند!///نرسد مردم مدینه و آنان را که پیرامون آنند از اعراب (دشت نشینان) که بازمانند از رسول خدا و نه برگزینند جان خویش را بر جانش این بدان است که نمیرسدشان تشنگی و نه رنجی و نه گرسنگی در راه خدا و نه پای نهند در جائی که به خشم آرد کافران را و نه نبردی با دشمنی کنند جز آنکه نوشته شود برای ایشان بدان عملی صالح همانا خدا تباه نکند پاداش نکوکاران را///مردم مدینه و بادیه‌نشینان اطرافشان را چنان نبوده است که از (فرمان) پیامبر خدا سر باز زنند و نه اینکه خودهاشان از حضرتش رویگردانی کنند. این بدین جهت است که همواره هیچ تشنگی شدیدی و نه زحمتی و نه گرسنگی و تنگی‌ای در راه خدا به آنان نمی‌رسد و در هیچ جایگاهی که کافران را به خشم آورد گام نمی‌نهند، جز اینکه (همین‌ها) برایشان کاری شایسته نوشته شده. بی‌گمان خدا اجر نیکوکاران را ضایع نمی‌کند. quran_en_fa Nor could they spend anything (for the cause) - small or great- nor cut across a valley, but the deed is inscribed to their credit: that Allah may requite their deed with the best (possible reward). و هیچ مال کوچک و بزرگی را هزینه نمی‌کنند و هیچ سرزمینی را [برای نبرد با دشمن یا انجام کار خیری] نمی‌پیمایند مگر آنکه در پرونده اعمالشان ثبت می‌شود، تا خدا به آنان [نسبت به همه اعمالشان] با معیار گرفتن بهترین عملی که همواره انجام می‌دادند، پاداش دهد.///و هیچ مال کوچک و بزرگی را هزینه نمی‌کنند و هیچ سرزمینی را [برای نبرد با دشمن یا انجام کار خیری] نمی‌پیمایند مگر آنکه در پرونده اعمالشان ثبت می‌شود، تا خدا به آنان [نسبت به همه اعمالشان] با معیار گرفتن بهترین عملی که همواره انجام می‌دادند، پاداش دهد.///و هیچ مالى چه اندک و چه بسیار خرج نکنند و از هیچ وادیى نگذرند، مگر آنکه به حسابشان نوشته شود، تا خدا پاداششان دهد، چون پاداش نیکوترین کارى که مى‌کرده‌اند.///و هیچ هزینه کوچک و بزرگى خرج نمى‌کنند و هیچ وادیى را نمى‌پیمایند مگر این که به حساب آنان نوشته مى‌شود، تا خدا آنها را بهتر از آنچه مى‌کردند پاداش دهد///و هیچ مال کوچک و بزرگى را انفاق نمى‌کنند و هیچ وادیى را نمى‌پیمایند مگر اینکه به حساب آنان نوشته مى‌شود، تا خدا آنان را به بهتر از آنچه مى‌کردند پاداش دهد.///هیچ مال اندک یا فراوانى را [در مسیر جهاد] انفاق نمى‌کنند و هیچ سرزمینى را نمى‌پیمایند، مگر آن که براى آنان ثبت مى‌شود، تا خداوند آنان را به بهتر از آنچه مى‌کرده‌اند، پاداش دهد.///و هیچ مالی کم یا زیاد (در راه خدا) انفاق نکنند و هیچ وادیی نپیمایند جز آنکه در نامه عمل آنها نوشته شود تا خداوند بسیار بهتر از آنچه کردند اجر به آنها عطا فرماید.///و هیچ هزینه خرد و کلانی نکنند و هیچ سرزمینی را نپیمایند، مگر آنکه به حساب آنان نوشته شود، تا سرانجام خداوند به بهتر از آنچه کرده‌اند، پاداششان دهد///و هیچ مال کوچک یا بزرگی را (در این راه) انفاق نمی‌کنند، و هیچ سرزمینی را (بسوی میدان جهاد و یا در بازگشت) نمی‌پیمایند، مگر اینکه برای آنها نوشته می‌شود؛ تا خداوند آن را بعنوان بهترین اعمالشان، پاداش دهد.///و نه هزینه کنند خرد یا کلان و نه برند دره جز آنکه نوشته شود برای ایشان تا پاداش دهدشان خدا بهترین آنچه را بودند می‌کردند///و هیچ (حال و مال) کوچک و بزرگی را انفاق نمی‌کنند و هیچ گودالی را به سختی نمی‌پیمایند، مگر اینکه به سود آنان نوشته شده، تا خدا به آنان بهترین اعمالی را که می‌کرده‌اند پاداش دهد. quran_en_fa Nor should the Believers all go forth together: if a contingent from every expedition remained behind, they could devote themselves to studies in religion, and admonish the people when they return to them,- that thus they (may learn) to guard themselves (against evil). و مؤمنان را نسزد که همگی [به سوی جهاد] بیرون روند؛ چرا از هر جمیعتی گروهی [به سوی پیامبر] کوچ نمی‌کنند تا در دین آگاهی یابند و قوم خود را هنگامی که به سوی آنان بازگشتند، بیم دهند، باشد که [از مخالفت با خدا و عذاب او] بپرهیزند.///و مؤمنان را نسزد که همگی [به سوی جهاد] بیرون روند؛ چرا از هر جمیعتی گروهی [به سوی پیامبر] کوچ نمی‌کنند تا در دین آگاهی یابند و قوم خود را هنگامی که به سوی آنان بازگشتند، بیم دهند، باشد که [از مخالفت با خدا و عذاب او] بپرهیزند.///و نتوانند مؤمنان که همگى به سفر روند. چرا از هر گروهى دسته‌اى به سفر نروند تا دانش دین خویش را بیاموزند و چون بازگشتند مردم خود را هشدار دهند، باشد که از زشتکارى حذر کنند؟///و مؤمنان را وظیفه نیست که همگى [به سوى جهاد] کوچ کنند، پس چرا از هر گروهى از آنان، طایفه‌اى کوچ نمى‌کنند تا در دین دانا شوند و چون بازگشتند قوم خود را انذار کنند شاید آنها از معاصى بر حذر باشند///و شایسته نیست مؤمنان همگى [براى جهاد] کوچ کنند. پس چرا از هر فرقه‌اى از آنان، دسته‌اى کوچ نمى‌کنند تا [دسته‌اى بمانند و] در دین آگاهى پیدا کنند و قوم خود را -وقتى به سوى آنان بازگشتند بیم دهند- باشد که آنان [از کیفر الهى] بترسند؟///سزاوار نیست که همه‌ى مؤمنان [به جهاد] رهسپار شوند. پس چرا از هر گروهى از ایشان، دسته‌اى کوچ نمى‌کنند تا در دین فقیه شوند و هنگامى که به سوى قوم خویش بازگشتند، آنان را بیم دهند، تا شاید آنان [از گناه و طغیان] حذر کنند.///و (هنگامی که رسول فرمان خروج برای جنگ دهد) نباید مؤمنان همگی بیرون روند (و رسول را تنها گذارند) پس چرا از هر طایفه‌ای جمعی برای جنگ و گروهی نزد رسول برای آموختن علم دین مهیا نباشند تا قوم خود را چون به نزدشان بازگشتند بیم رسانند، باشد که (از نافرمانی خدا) حذر کنند.///و سزاوار نیست که مؤمنان همگی رهسپار [جهاد] شوند، اما چرا از هر فرقه‌ای از آنان گروهی رهسپار نشوند که دین پژوهی کنند و چون به نزد قومشان باز گشتند ایشان را هشدار دهند تا پروا پیشه کنند؟///شایسته نیست مؤمنان همگی (بسوی میدان جهاد) کوچ کنند؛ چرا از هر گروهی از آنان، طایفه‌ای کوچ نمی‌کند (و طایفه‌ای در مدینه بماند)، تا در دین (و معارف و احکام اسلام) آگاهی یابند و به هنگام بازگشت بسوی قوم خود، آنها را بیم دهند؟! شاید (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند، و خودداری کنند!///نرسد مؤمنان را که بکوچند همگی پس چرا نکوچد از هر گروهی از ایشان دسته‌ای تا دانش جویند در دین و تا بترسانند قوم خویش را گاهی که بازگردند بسوی آنان شاید بترسند ایشان‌///هرگز چنان نبوده است که همگی مؤمنان به (اندازه‌ی) کفایت جنگی (از دشمنان) کوچ کنند. پس چرا از هر فرقه‌ای از آنان، دسته‌ای کوچ نمی‌کنند، (که دسته‌ای بمانند) تا (اینان) در دین آگاهی پیدا کنند و قوم (مجاهد) خود را -وقتی سوی آنان بازگشتند هشدار دهند - شاید که آنان (از کیفر ربانی) بهراسند؟ quran_en_fa O ye who believe! fight the unbelievers who gird you about, and let them find firmness in you: and know that Allah is with those who fear Him. ای اهل ایمان! با کافرانی که هم جوار شما هستند، نبرد کنید؛ و آنان باید در شما سرسختی و شدت یابند؛ و بدانید که خدا با پرهیزکاران است.///ای اهل ایمان! با کافرانی که هم جوار شما هستند، نبرد کنید؛ و آنان باید در شما سرسختی و شدت یابند؛ و بدانید که خدا با پرهیزکاران است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، با کافرانى که نزدیک شمایند جنگ کنید تا در شما شدت و درشتى یابند، و بدانید که خدا با پرهیزگاران است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! با کافرانى که مجاور شما هستند پیکار کنید، و آنها باید در شما شدت و قاطعیت بیابند، و بدانید که خدا با پرهیزکاران است///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، با کافرانى که مجاور شما هستند کارزار کنید، و آنان باید در شما خشونت بیابند، و بدانید که خدا با تقواپیشگان است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! با کسانى از کفار که نزدیک شمایند، بجنگید. باید آنان در شما خشونت و صلابت بیابند و بدانید که خداوند، با پرهیزکاران است.///ای اهل ایمان، با کافران از آنان که با شما نزدیکترند شروع به جهاد کنید و باید کفار در شما درشتی و نیرومندی و قوت و پایداری حس کنند، و بدانید که خدا همیشه با پرهیزکاران است.///ای مؤمنان با کسانی از کفار که نزدیک شما هستند کارزار کنید و باید که در شما درشتی بینند و بدانید که خداوند با پارسایان است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! با کافرانی که به شما نزدیکترند، پیکار کنید! (و دشمن دورتر، شما را از دشمنان نزدیک غافل نکند!) آنها باید در شما شدت و خشونت (و قدرت) احساس کنند؛ و بدانید خداوند با پرهیزگاران است!///ای آنان که ایمان آوردید پیکار کنید آنان را که نزدیکند به شما از کافران و باید بیابند در شما درشتخوئی و بدانید که خدا است با پرهیزکاران‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! با کسانی از کافران - که مجاوران شمایند - کشتار کنید. و (آنان) باید در شما خشونت و صلابت بیابند. و بدانید که خدا بی‌گمان با تقواپیشگان است. quran_en_fa Whenever there cometh down a sura, some of them say: "Which of you has had His faith increased by it?" Yea, those who believe,- their faith is increased and they do rejoice. و هنگامی که سوره‌ای نازل شود، برخی از منافقان به اهل ایمان گویند: این سوره، ایمان کدام یک از شما را افزود؟ ولی کسانی که ایمان آورده‌اند این سوره بر ایمانشان افزود، و آنان [از نزول این سوره] شادمان می‌شوند.///و هنگامی که سوره‌ای نازل شود، برخی از منافقان به اهل ایمان گویند: این سوره، ایمان کدام یک از شما را افزود؟ ولی کسانی که ایمان آورده‌اند این سوره بر ایمانشان افزود، و آنان [از نزول این سوره] شادمان می‌شوند.///و چون سوره‌اى نازل شود، بعضى مى‌پرسند: این سوره به ایمان کدام یک از شما درافزود؟ آنان که ایمان آورده‌اند به ایمانشان افزوده شود، و خود شادمانى مى‌کنند.///و چون سوره‌اى نازل شود، بعضى از آنها مى‌گویند: این سوره بر ایمان کدام یک از شما افزود؟ اما کسانى که ایمان آورده‌اند بر ایمانشان مى‌افزاید و شادمان مى‌شوند///و چون سوره‌اى نازل شود، از میان آنان کسى است که مى‌گوید: «این [سوره‌] ایمان کدام یک از شما را افزود؟» اما کسانى که ایمان آورده‌اند بر ایمانشان مى‌افزاید و آنان شادمانى مى‌کنند.///و هرگاه سوره‌اى نازل شود، برخى از منافقان گویند: «این سوره، ایمان کدام یک از شما را افزود؟» اما آنان که ایمان آورده‌اند، [آیات قرآن] بر ایمانشان می‌افزاید و آنان بشارت مى‌گیرند.///و هرگاه سوره‌ای نازل شود برخی (از همین منافقان) هستند که به دیگران می‌گویند: این سوره بر ایمان کدام یک از شما افزود؟ آنان که به حقیقت اهل ایمانند همه را بر ایمان بیفزود و شادمان و مسرور شدند.///و چون سوره‌ای نازل گردد، بعضی از ایشان می‌گویند این سوره به ایمان کدام یک از شما افزود؟ اما کسانی که ایمان آورده‌اند، بر ایمانشان می‌افزاید و به آن شادمانند///و هنگامی که سوره‌ای نازل می‌شود، بعضی از آنان (به دیگران) می‌گویند: «این سوره، ایمان کدام یک از شما را افزون ساخت؟!» (به آنها بگو:) اما کسانی که ایمان آورده‌اند، بر ایمانشان افزوده؛ و آنها (به فضل و رحمت الهی) خوشحالند.///و هرگاه فرود شود سوره‌ای گویند گروهی از ایشان کدامیک را از شما بیفزودش ایمان اما آنان که ایمان آوردند بیفزودشان ایمان و ایشانند شادی کنان‌///و هنگامی‌که سوره‌ای نازل شود، از میان آنان کسی است که می‌گوید: «این (سوره) ایمان کدام یک از شما را افزوده‌؟» پس اما کسانی که ایمان آوردند بر ایمانشان افزود، حال آنکه (هم) آنان نوید می‌خواهند. quran_en_fa But those in whose hearts is a disease,- it will add doubt to their doubt, and they will die in a state of Unbelief. اما کسانی که در دل هایشان بیماری [نفاق] است، پس پلیدی بر پلیدیشان افزود و در حالی که کافر بودند از دنیا رفتند.///اما کسانی که در دل هایشان بیماری [نفاق] است، پس پلیدی بر پلیدیشان افزود و در حالی که کافر بودند از دنیا رفتند.///اما آنان که در دلهایشان مرضى است، جز انکارى بر انکارشان نیفزود و همچنان کافر بمردند.///ولى کسانى که در دلشان بیمارى است، بر پلیدیشان پلیدى افزود و در حال کفر مردند///اما کسانى که در دلهایشان بیمارى است، پلیدى بر پلیدیشان افزود و در حال کفر درمى‌گذرند.///و اما آنان که در دل‌هایشان بیمارى است، [آیات قرآن،] پلیدى بر پلیدى آنان می‌افزاید و در حال کفر می‌میرند.///و اما آنان که دلهاشان به مرض (شک و نفاق) مبتلاست هم بر خبث ذاتی آنها خباثتی افزود تا به حال کفر جان دادند.///و اما بیماردلان را پلیدی بر پلیدیشان می‌افزاید و در حال کفر در می‌گذرند///و اما آنها که در دلهایشان بیماری است، پلیدی بر پلیدیشان افزوده؛ و از دنیا رفتند در حالی که کافر بودند.///و اما آنان که در دلهاشان بیماری است پس بیفزودشان پلیدی بر پلیدیشان و مردند حالی که آنانند کافران‌///و اما کسانی که در دل‌هاشان بیماری‌ای است، پلیدی بر پلیدیشان افزود و در حال کفر درگذشتند. quran_en_fa See they not that they are tried every year once or twice? Yet they turn not in repentance, and they take no heed. آیا نمی‌بینند که در هر سال یک بار یا دو بار [به وسیله جهاد یا پیش آمدهای دیگر] آزمایش می‌شوند، ولی نه توبه می‌کنند ونه پند می‌گیرند.///آیا نمی‌بینند که در هر سال یک بار یا دو بار [به وسیله جهاد یا پیش آمدهای دیگر] آزمایش می‌شوند، ولی نه توبه می‌کنند ونه پند می‌گیرند.///آیا نمى‌بینند که در هر سال یک یا دو بار مورد آزمایش واقع مى‌شوند؟ ولى نه توبه مى‌کنند و نه پند مى‌گیرند.///آیا نمى‌بینند که آنها در هر سال یک یا دو بار امتحان مى‌شوند، ولى نه توبه مى‌کنند و نه متذکر مى‌شوند///آیا نمى‌بینند که آنان در هر سال، یک یا دو بار آزموده مى‌شوند، باز هم توبه نمى‌کنند و عبرت نمى‌گیرند؟///آیا نمى‌بینند که آنان در هر سال، یک یا دو بار آزمایش مى‌شوند، اما نه توبه مى‌کنند و نه پند مى‌گیرند.///آیا (منافقان) نمی‌بینند که آنها در هر سالی یک بار یا دو بار البته امتحان می‌شوند؟ باز هم پشیمان نشده و (خدا را) یاد نمی‌کنند.///آیا نمی‌بینند که در هر سال یک بار یا دو بار در معرض آزمون و ابتلا در می‌آیند، و باز توبه نمی‌کنند و پند نمی‌گیرند///آیا آنها نمی‌بینند که در هر سال، یک یا دو بار آزمایش می‌شوند؟! باز توبه نمی‌کنند، و متذکر هم نمی‌گردند!///آیا نبینند که آزموده می‌شوند همه ساله یک بار یا دو بار پس نه توبه می‌کنند و نه یادآور می‌شوند///آیا و نمی‌بینند که آنان در هر سال، یک یا دو بار به سختی آزمودنی آتشین می‌شوند؛ سپس نه توبه می‌کنند و نه آنها متذکر می‌شوند. quran_en_fa Whenever there cometh down a Sura, they look at each other, (saying), "Doth anyone see you?" Then they turn aside: Allah hath turned their hearts (from the light); for they are a people that understand not. و هنگامی که سوره‌ای نازل شود برخی از منافقان به برخی دیگر، نگاه [مرموزانه] می‌کنند [و به سبب نگرانی از برملا شدن نفاقشان می‌گویند:] آیا کسی شما را می‌بیند؟ سپس [به صورت مخفیانه از محضر پیامبر خدا] بازمی گردند، خدا دل هایشان را [از حق] گردانیده است؛ زیرا آنان گروهی هستند که [حقایق را] نمی‌فهمند.///و هنگامی که سوره‌ای نازل شود برخی از منافقان به برخی دیگر، نگاه [مرموزانه] می‌کنند [و به سبب نگرانی از برملا شدن نفاقشان می‌گویند:] آیا کسی شما را می‌بیند؟ سپس [به صورت مخفیانه از محضر پیامبر خدا] بازمی گردند، خدا دل هایشان را [از حق] گردانیده است؛ زیرا آنان گروهی هستند که [حقایق را] نمی‌فهمند.///و چون سوره‌اى نازل شود، بعضى به بعضى دیگر نگاه مى‌کنند: آیا کسى شما را مى‌بیند؟ و باز مى‌گردند. خدا دلهایشان را از ایمان منصرف ساخته، زیرا مردمى نافهمند.///و چون سوره‌اى نازل گردد، بعضى به بعضى دیگر نگاه کنند [و گویند:] آیا کسى شما را مى‌بیند؟ سپس [مخفیانه‌] باز مى‌گردند. خدا نیز دل‌هایشان را [از حق‌] بازگرداند، زیرا آنها گروهى هستند که نمى‌فهمند///و چون سوره‌اى نازل شود، بعضى از آنان به بعضى دیگر نگاه مى‌کنند [و مى‌گویند:] «آیا کسى شما را مى‌بیند؟» سپس [مخفیانه از حضور پیامبر] بازمى‌گردند. خدا دلهایشان را [از حق‌] برگرداند، زیرا آنان گروهى هستند که نمى‌فهمند.///و هر گاه سوره‌اى نازل شود، بعضى از آنان به بعضى دیگر نگاه کنند [و بپرسند:] «آیا کسى شما را مى‌بیند؟» [مخفیانه از حضور پیامبر] خارج مى‌شوند. خداوند دل‌هاى آنان را [از حق] برگردانده است، زیرا آنان مردم نفهمى هستند.///و هرگاه سوره‌ای نازل شود بعضی از آنها به بعضی دیگر نگاه و اشاره کرده، گویند: آیا شما را کسی (از مؤمنان در محضر پیغمبر) دیده و شناخته (یا نه)؟ آن گاه همه بر می‌گردند. خدا دلهاشان را برگرداند، که مردمی بسیار بی‌شعور و نادانند.///و چون سوره‌ای نازل گردد، بعضی از آنان به بعضی دیگر بنگرند [و بپرسند که‌] آیا کسی شما را می‌بیند؟ [و چون کسی ایشان را نبیند] بر می‌گردند، خداوند دلهایشان را بگرداند، چرا که قومی بی‌تمیزند///و هنگامی که سوره‌ای نازل می‌شود، بعضی از آنها [= منافقان‌] به یکدیگر نگاه می‌کنند و می‌گویند: «آیا کسی شما را می‌بیند؟ (اگر از حضور پیامبر بیرون رویم، کسی متوجه ما نمی‌شود!)» سپس منصرف می‌شوند (و بیرون می‌روند)؛ خداوند دلهایشان را (از حق) منصرف ساخته؛ چرا که آنها، گروهی هستند که نمی‌فهمند (و بی‌دانشند)!///و هرگاه فرود شود سوره‌ای بنگرد برخیشان به برخی آیا می‌بیند شما را کسی سپس برگردند برگرداند خدا دلهای ایشان را بدانکه آنانند گروهی نادریابندگان‌///و هنگامی که سوره‌ای نازل شود، برخی از آنان به برخی دگر می‌نگرند (و می‌گویند:) «آیا هرگز کسی شما را می‌بیند؟» سپس (از حضور پیامبر) باز می‌گردند. خدا دل‌هایشان را (از حق) برگردانده، زیرا آنان گروهی هستند که هرگز نمی‌فهمند [: نادانی می‌نمایند]. quran_en_fa Now hath come unto you a Messenger from amongst yourselves: it grieves him that ye should perish: ardently anxious is he over you: to the Believers is he most kind and merciful. یقینا پیامبری از جنس خودتان به سویتان آمد که به رنج و مشقت افتادنتان بر او دشوار است، اشتیاق شدیدی به [هدایت] شما دارد، و نسبت به مؤمنان رؤوف و مهربان است.///یقینا پیامبری از جنس خودتان به سویتان آمد که به رنج و مشقت افتادنتان بر او دشوار است، اشتیاق شدیدی به [هدایت] شما دارد، و نسبت به مؤمنان رؤوف و مهربان است.///هر آینه پیامبرى از خود شما بر شما مبعوث شد، هر آنچه شما را رنج مى‌دهد بر او گران مى‌آید. سخت به شما دلبسته است و با مؤمنان رئوف و مهربان است.///همانا شما را پیامبرى از خودتان آمد که رنج و زیان‌تان بر او گران است، به [هدایت‌] شما اصرار دارد و به مؤمنان دلسوز و مهربان است///قطعا، براى شما پیامبرى از خودتان آمد که بر او دشوار است شما در رنج بیفتید، به [هدایت‌] شما حریص، و نسبت به مؤمنان، دلسوز مهربان است.///پیامبرى از خودتان به سوى شما آمده است که آنچه شما را برنجاند، بر او سخت است، بر هدایت شما حریص و دلسوز و به مؤمنان رئوف و مهربان است.///همانا رسولی از جنس شما برای (هدایت) شما آمد که فقر و پریشانی و جهل و فلاکت شما بر او سخت می‌آید و بر (آسایش و نجات) شما بسیار حریص و به مؤمنان رئوف و مهربان است.///به راستی که پیامبری از میان خودتان به سوی شما آمده است که هر رنج که شما می‌برید، برای او گران می‌آید، و سخت هواخواه شماست و به مؤمنان رئوف و مهربان است‌///به یقین، رسولی از خود شما بسویتان آمد که رنجهای شما بر او سخت است؛ و اصرار بر هدایت شما دارد؛ و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است!///همانا بیامد شما را پیمبری از خود شما گران است بر او رنج بردن شما حریص است بر شما به مؤمنان است نوازنده‌ای مهربان‌///بی‌گمان، برایتان پیامبری از (میان) خودتان به‌راستی آمد (که) رنج‌هایتان بر او بسی ناگوار و گران است. بر (هدایت) شما حریص، و نسبت به مؤمنان، دلسوز و رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa But if they turn away, Say: "Allah sufficeth me: there is no god but He: On Him is my trust,- He the Lord of the Throne (of Glory) Supreme!" پس اگر [منافقان] از حق روی گرداندند، بگو: خدا مرا بس است، هیچ معبودی جز او نیست، فقط بر او توکل کردم، و او پروردگار عرش بزرگ است.///پس اگر [منافقان] از حق روی گرداندند، بگو: خدا مرا بس است، هیچ معبودی جز او نیست، فقط بر او توکل کردم، و او پروردگار عرش بزرگ است.///اگر باز گردند بگو: خدا براى من کافى است، خدایى جز او نیست، بر او توکل کردم و اوست پروردگار عرش بزرگ.///پس اگر پشت کردند، بگو: خدا مرا بس است که معبودى جز او نیست، بر او توکل کردم و او صاحب عرش بزرگ است///پس اگر روى برتافتند، بگو: «خدا مرا بس است. هیچ معبودى جز او نیست. بر او توکل کردم، و او پروردگار عرش بزرگ است.»///پس اگر [از سخنان خداوند] روى‌‌گردان شدند، بگو: «خداوند مرا کافى است، هیچ معبودى جز او نیست، تنها بر او توکل کرده‌ام و او پروردگار عرش بزرگ است.»///پس (ای رسول) هرگاه مردم روگردانیدند بگو: خدا مرا کفایت است که جز او خدایی نیست، من بر او توکل کرده‌ام و او رب عرش بزرگ است.///و اگر رویگردان شدند، بگو خداوند مرا کافی است، خدایی جز او نیست، بر او توکل کردم و او صاحب عرش عظیم است‌///اگر آنها (از حق) روی بگردانند، (نگران مباش!) بگو: «خداوند مرا کفایت می‌کند؛ هیچ معبودی جز او نیست؛ بر او توکل کردم؛ و او صاحب عرش بزرگ است!»///پس اگر پشت کردند بگو بس است مرا خدا نیست خداوندی جز او بر او توکل کردم و او است پروردگار عرش بزرگ‌///پس اگر روی برتافتند، بگو: «خدا مرا بس است. هیچ معبودی جز او نیست. تنها بر او توکل کردم و تنها او پروردگار عرش باعظمت است.» quran_en_fa A. L. R. These are the ayats of the Book of Wisdom. الر این آیات [با عظمت] کتاب محکم و استوار است.///الر این آیات [با عظمت] کتاب محکم و استوار است.///الف، لام، را. این است آیات کتاب به حکمت آمیخته.///الف، لام، را. اینها آیات کتاب حکمت‌آموز است///الف، لام، راء. این است آیات کتاب حکمت‌آموز.///الف، لام، را. این است آیات کتاب استوار و حکمت آمیز.///الر (از اسرار وحی الهی است) این است آیات الهی که به حق و راستی گویاست.///الر الف لام راء این آیات کتاب حکمت‌آموز است‌///الر، این آیات کتاب استوار و حکمت آمیز است!///این است آیتهای کتاب حکیم (نامه استوار)///الر. این است آیات کتاب پر حکمت. quran_en_fa Is it a matter of wonderment to men that We have sent Our inspiration to a man from among themselves?- that he should warn mankind (of their danger), and give the good news to the Believers that they have before their Lord the lofty rank of truth. (But) say the Unbelievers: "This is indeed an evident sorcerer!" آیا برای مردم شگفت آور است که بر مردی از خودشان وحی فرستادیم که مردم را [از عاقبت کفر، ناسپاسی، گناه و تجاوز] بیم ده، و به کسانی که ایمان آورده‌اند مژده ده که آنان را نزد پروردگارشان سابقه‌ای نیک [و مقام، مرتبه‌ای بلند و پاداشی شایسته] است. کافران [لجوج و بی منطق] گفتند: همانا این مرد، جادوگری آشکار است!!///آیا برای مردم شگفت آور است که بر مردی از خودشان وحی فرستادیم که مردم را [از عاقبت کفر، ناسپاسی، گناه و تجاوز] بیم ده، و به کسانی که ایمان آورده‌اند مژده ده که آنان را نزد پروردگارشان سابقه‌ای نیک [و مقام، مرتبه‌ای بلند و پاداشی شایسته] است. کافران [لجوج و بی منطق] گفتند: همانا این مرد، جادوگری آشکار است!!///آیا مردم در شگفتند از اینکه به مردى از خودشان وحى کردیم که مردم را بترسان و مؤمنان را بشارت ده که در نزد پروردگارشان پایگاهى رفیع دارند؟ کافران گفتند که این مرد آشکارا جادوگرى است.///آیا براى مردم شگفت‌آور است که به مردى از خودشان وحى کردیم که: مردم را بترسان و مؤمنان را بشارت ده که نزد پروردگارشان پایگاهى رفیع دارند؟ کافران گفتند: بى‌تردید، این مرد افسونگرى آشکار است///آیا براى مردم شگفت‌آور است که به مردى از خودشان وحى کردیم که: مردم را بیم ده و به کسانى که ایمان آورده‌اند مژده ده که براى آنان نزد پروردگارشان سابقه نیک است؟ کافران گفتند: «این [مرد] قطعا افسونگرى آشکار است.»///آیا براى مردم شگفت‌آور است که به مردى از خود آنان وحى کردیم که مردم را بترسان و به مؤمنان بشارت بده که براى آنان نزد پروردگارشان جایگاه نیکویى است. کافران گفتند: این مرد، جادوگرى آشکار است.///آیا مردم تعجب کردند از اینکه ما یکی از افراد آنها را به وحی و رسالت خود برگزیدیم (و گفتیم) که خلق را (از عذاب قیامت) بترسان و مؤمنان را بشارت ده که به راستی مقامشان نزد خدا رفیع است! کافران گفتند: این شخص ساحری آشکار است.///آیا برای مردمان شگفت‌آور است که به مردی از ایشان وحی فرستادیم که مردم را هشدار ده و مؤمنان را بشارت ده که نزد پروردگارشان مقام و منزلتی راستین دارند، و کافران گفتند این جادوگری آشکار است‌///آیا برای مردم، موجب شگفتی بود که به مردی از آنها وحی فرستادیم که مردم را (از عواقب کفر و گناه) بترسان، و به کسانی که ایمان آورده‌اند بشارت ده که برای آنها، سابقه نیک (و پاداشهای مسلم) نزد پروردگارشان است؟! (اما) کافران گفتند: «این مرد، ساحر آشکاری است!»///آیا شگفت آمیز شد برای مردم که وحی نمودیم بسوی مردی از ایشان که بترسان مردم را و بشارت ده بدانان که ایمان آوردند که ایشان را است قدم راستی نزد پروردگارشان گفتند کافران همانا این است جادوگری آشکار///آیا برای مردم شگفت‌آور بوده که به مردی از خودشان وحی کردیم که: «مردمان را هشدار ده، و به کسانی که ایمان آوردند مژده ده که برای آنان نزد پروردگارشان به‌راستی قدمی (و اقدامی) راست (و پای‌برجا) است‌؟» کافران گفتند: «این (مرد) بی‌گمان افسونگری آشکارگر است.» quran_en_fa Verily your Lord is Allah, who created the heavens and the earth in six days, and is firmly established on the throne (of authority), regulating and governing all things. No intercessor (can plead with Him) except after His leave (hath been obtained). This is Allah your Lord; Him therefore serve ye: will ye not receive admonition? یقینا پروردگارتان خدای یکتاست که آسمان‌ها و زمین را در شش روز پدید آورد، آن گاه بر تخت فرمانروایی و حکومت بر آفرینش چیره شد، همواره کار جهان را [با قوانینی استوار و منظم] تدبیر می‌کند. [کار] هیچ واسطه‌ای [در همه جهان هستی برای جابجایی عناصر وترکیب اجزا وبه جریان انداختن امور] جز پس از اذن او نیست. این است خدا، پروردگار شما، پس او را بپرستید؛ آیا متذکر [حقایق] نمی‌شوید؟///یقینا پروردگارتان خدای یکتاست که آسمان‌ها و زمین را در شش روز پدید آورد، آن گاه بر تخت فرمانروایی و حکومت بر آفرینش چیره شد، همواره کار جهان را [با قوانینی استوار و منظم] تدبیر می‌کند. [کار] هیچ واسطه‌ای [در همه جهان هستی برای جابجایی عناصر وترکیب اجزا وبه جریان انداختن امور] جز پس از اذن او نیست. این است خدا، پروردگار شما، پس او را بپرستید؛ آیا متذکر [حقایق] نمی‌شوید؟///پروردگار شما الله است که آسمانها و زمین را در شش روز بیافرید؛ سپس به عرش پرداخت؛ ترتیب کارها را از روى تدبیر بداد. جز به رخصت او شفاعت‌کننده‌اى نباشد. این است الله پروردگار شما. او را بپرستید. چرا پند نمى‌گیرید؟///پروردگار شما آن خدایى است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید، آن‌گاه به عرش پرداخت. کار جهان را تدبیر مى‌کند. بى‌اجازه‌ى او شفاعتگرى نیست. این خداى یکتا پروردگار شماست، پس او را بپرستید. آیا پند نمى‌گیرید///پروردگار شما آن خدایى است که آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید. سپس بر عرش استیلا یافت. کار [آفرینش‌] را تدبیر مى‌کند. شفاعتگرى جز پس از اذن او نیست. این است خدا، پروردگار شما، پس او را بپرستید. آیا پند نمى‌گیرید؟///پروردگارتان، خدایى است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز [و دوران] آفرید، سپس بر عرش [قدرت] قرار گرفت. کار جهان را تدبیر و سامان‌دهى مى‌کند. هیچ شفاعت‌کننده‌اى جز با اذن او نیست. آن خداوند است که پروردگار شماست، پس او را بپرستید. آیا پند نمى گیرید؟///خالق و پروردگار شما به حقیقت خداست که جهان را از آسمانها و زمین در شش روز (یعنی مقدار زمان شش روز یا شش مرتبه وجودی) خلق فرمود. آن گاه ذات مقدسش بر عرش فرمانروایی قرار گرفت، امر آفرینش را نیکو ترتیب می‌دهد، هیچ کس شفیع و واسطه جز به رخصت او نخواهد بود، چنین خدایی به حقیقت پروردگار شماست، او را به یگانگی پرستید، چرا متذکر نمی‌شوید؟///پروردگار شما همان کسی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید، سپس بر عرش استیلاء یافت، کار [جهان‌] را تدبیر می‌کند، شفیعی نیست مگر پس از اذن او، چنین است خداوند، پروردگارتان، او را بپرستید، آیا پند نمی‌گیرید؟///پروردگار شما، خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز [= شش دوران‌] آفرید؛ سپس بر تخت (قدرت) قرار گرفت، و به تدبیر کار (جهان) پرداخت؛ هیچ شفاعت کننده‌ای، جز با اذن او نیست؛ این است خداوند، پروردگار شما! پس او را پرستش کنید! آیا متذکر نمی‌شوید؟!///همانا پروردگار شما خداوندی است که آفرید آسمانها و زمین را در شش روز پس استوار شد بر عرش تدبیر کند کار را نیست شفاعت‌کننده مگر پس از رخصتش این است خدا پروردگار شما پس پرستش کنیدش آیا یادآور نمی‌شوید///به‌راستی پروردگارتان خدایی است که آسمان‌ها و زمین را در شش زمان آفرید. سپس بر عرش (تدبیر) چیره شد، حال آنکه کار (آفرینش) را تدبیر می‌کند. هیچ شفاعتگری جز او - مگر پس از اذنش - نیست. این خدا پروردگار شماست. پس او را بپرستید. آیا پس (از این هم) متذکر نمی‌شوید؟ quran_en_fa To Him will be your return- of all of you. The promise of Allah is true and sure. It is He Who beginneth the process of creation, and repeateth it, that He may reward with justice those who believe and work righteousness; but those who reject Him will have draughts of boiling fluids, and a penalty grievous, because they did reject Him. بازگشت همه شما فقط به سوی اوست. [خدا شما را وعده داد] وعده‌ای حق وثابت؛ بی تردید اوست که جهان آفرینش را می‌آفریند، سپس آن را [به قیامت] بازمی گرداند تا کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، به عدالت و انصاف پاداش دهد، و برای کسانی که کافر شدند به کیفر کفری که همواره می‌ورزیدند، شربتی از آب بسیار جوشان و عذابی دردناک است.///بازگشت همه شما فقط به سوی اوست. [خدا شما را وعده داد] وعده‌ای حق وثابت؛ بی تردید اوست که جهان آفرینش را می‌آفریند، سپس آن را [به قیامت] بازمی گرداند تا کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، به عدالت و انصاف پاداش دهد، و برای کسانی که کافر شدند به کیفر کفری که همواره می‌ورزیدند، شربتی از آب بسیار جوشان و عذابی دردناک است.///بازگشت همه شما به اوست. این به یقین وعده خداست. او مخلوقات را بیافریند. آنگاه آنان را به سوى خود بازگرداند، تا کسانى را که ایمان آورده و کار شایسته کرده‌اند از روى عدل پاداش دهد. و کافران را به جزاى کفرشان شرابى است از آب جوشان و عذابى است دردآور.///بازگشت همه‌ى شما به سوى اوست. وعده‌ى خدا حق است. هموست که آفرینش را آغاز مى‌کند سپس آن را باز مى‌گرداند تا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند به انصاف جزا دهد. و کسانى که کافر شدند، به سزاى کفرشان آشامیدنى از آب جوشان و عذابى دردناک خواه///بازگشت همه شما به سوى اوست. وعده خدا حق است؛ هموست که آفرینش را آغاز مى‌کند سپس آن را باز مى‌گرداند تا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند به عدالت پاداش دهد، و کسانى که کفر ورزیده‌اند به سزاى کفرشان شربتى از آب جوشان و عذابى پر درد خواهند داشت.///بازگشت همه‌ى شما به سوى اوست. این وعده‌ى حق الهى است. اوست که آفرینش را آغاز مى‌کند، سپس آن را بازمى‌گرداند، تا کسانى را که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‌اند، به عدالت پاداش دهد. و براى آنان که کافر شده‌اند، به سزاى کفرشان، نوشیدنى از مایع سوزان و عذابى دردناک خواهد بود.///بازگشت شما همه به سوی او خواهد بود، این به حقیقت وعده خداست که او در اول، خلق را می‌آفریند و آن‌گاه (به سوی خود) بر می‌گرداند تا آنان را که ایمان آورده و عمل صالح کردند به عدل و احسان، ثواب و جزای خیر دهد و آنان که کافر شدند به کیفر کفرشان به شرابی از آب جوشان دوزخ و عذابی دردناک معذب خواهند گشت.///بازگشت همگی شما به سوی اوست، این وعده راست و درست خداوند است، هموست که آفرینش را آغاز کرده، سپس بازش می‌گرداند، تا کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، دادگرانه جزا دهد، و کافران به خاطر کفری که ورزیده‌اند، نوشابه‌ای از آب گرم و عذابی دردناک [در پیش‌] دارند///بازگشت همه شما بسوی اوست! خداوند وعده حقی فرموده؛ او آفرینش را آغاز می‌کند، سپس آن را بازمی‌گرداند، تا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، بعدالت جزا دهد؛ و برای کسانی که کافر شدند، نوشیدنی از مایع سوزان است؛ و عذابی دردناک، بخاطر آنکه کفر می‌ورزیدند!///بسوی او است بازگشت شما همگی وعده خدا است به درست هر آینه آغاز کند آفرینش را و سپس برگرداندش تا پاداش دهد آنان را که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند به داد و آنان را که کفر ورزیدند ایشان را است نوشابه‌ای از آب جوشان و عذابی دردناک بدانچه بودند کفر می‌ورزیدند///بازگشت همه‌ی شما تنها سوی اوست. وعده‌ی حقانی خدا را (پاس بدارید)؛ هموست که آفرینش را همواره آغاز می‌کند، سپس آن را باز می‌گرداند، تا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته‌ (ی ایمان) کرده‌اند، افزون (از حقشان) پاداش دهد. و کسانی که کافر شدند به سزای کفرشان آشامیدنی‌ای از مایعی جوشان و عذابی پردرد خواهند داشت. quran_en_fa It is He Who made the sun to be a shining glory and the moon to be a light (of beauty), and measured out stages for her; that ye might know the number of years and the count (of time). Nowise did Allah create this but in truth and righteousness. (Thus) doth He explain His Signs in detail, for those who understand. اوست که خورشید را فروزان و ماه را تابان قرار داد، و برای ماه منازلی [چون هلال، تربیع، بدر و محاق] مقدر ساخت تا شمار سال و حساب [ماه، هفته، اوقات امور زندگی و تنظیم برنامه‌های معیشت] را بدانید. خدا آنها را جز به درستی و راستی نیافریده؛ او نشانه‌ها را برای گروهی که دانایند [بدون هر گونه ابهام] بیان می‌کند.///اوست که خورشید را فروزان و ماه را تابان قرار داد، و برای ماه منازلی [چون هلال، تربیع، بدر و محاق] مقدر ساخت تا شمار سال و حساب [ماه، هفته، اوقات امور زندگی و تنظیم برنامه‌های معیشت] را بدانید. خدا آنها را جز به درستی و راستی نیافریده؛ او نشانه‌ها را برای گروهی که دانایند [بدون هر گونه ابهام] بیان می‌کند.///اوست آن که خورشید را فروغ بخشید و ماه را منور ساخت و برایش منازلى معین کرد تا از شمار سالها و حساب آگاه شوید. خدا همه اینها را جز به حق نیافرید و آیات را براى مردمى که مى‌دانند به تفصیل بیان مى‌کند.///اوست کسى که خورشید را درخشان و ماه را تابان کرد و براى آن منزل‌هایى تقدیر نمود تا عدد سال‌ها و حساب [کارها] را بدانید. خدا اینها را جز به درستى نیافریده است. او آیات خود را براى قومى که مى‌دانند شرح مى‌دهد///اوست کسى که خورشید را روشنایى بخشید و ماه را تابان کرد، و براى آن منزلهایى معین کرد تا شماره سالها و حساب را بدانید. خدا اینها را جز به حق نیافریده است. نشانه‌ها [ى خود] را براى گروهى که مى‌دانند به روشنى بیان مى‌کند.///اوست که خورشید را درخشنده و ماه را تابان قرار داد و براى حرکت ماه منزلگاه‌هایى قرار داد تا شماره‌ى سال‌ها و حساب را بدانید. خداوند اینها را جز بر اساس حق نیافریده است. خداوند آیات را براى آنان که [مى‌خواهند] بدانند، به تفصیل بیان مى‌کند.///اوست خدایی که آفتاب را رخشان و ماه را تابان فرمود و سیر ماه را در منازلی معین کرد تا بدین واسطه شماره سنوات و حساب ایام را بدانید. اینها را خدا جز به حق نیافریده. خدا آیات خود را برای اهل علم و معرفت مفصل بیان می‌کند.///اوست کسی که خورشید را روشن و ماه را تابان کرد و برای آن [ماه‌] منزلهایی معین کرد، تا شمار سالها و حساب [زندگی خود] را بدانید، خداوند این را جز به حق نیافریده است، و برای اهل معرفت آیات خود را به روشنی بیان می‌دارد///او کسی است که خورشید را روشنایی، و ماه را نور قرار داد؛ و برای آن منزلگاه‌هایی مقدر کرد، تا عدد سالها و حساب (کارها) را بدانید؛ خداوند این را جز بحق نیافریده؛ او آیات (خود را) برای گروهی که اهل دانشند، شرح می‌دهد!///او است آن که گردانید خورشید را درخشندگی و ماه را پرتوی و گردانیدش منزلهائی تا بدانید شمار سالها و حساب را نیافریده است خدا این را جز به حق تفصیل دهد آیتها را برای گروهی که می‌دانند///او کسی است که خورشید را روشنایی‌ای و ماه را نوری نهاد و آن (ماه) را (در) جایگاه‌هایی (پیاپی) اندازه گرفت، تا شماره‌ی سال‌ها و حساب را بدانید. خدا آنها را جز به (تمامی) حق، نیافرید (و) نشانه‌ها (ی خود) را برای گروهی که می‌دانند، (به روشنی) جداسازی می‌کند. quran_en_fa Verily, in the alternation of the night and the day, and in all that Allah hath created, in the heavens and the earth, are signs for those who fear Him. به یقین در رفت و آمد شب و روز و آنچه را خدا در آسمان‌ها و زمین پدید آورد، برای گروهی که همواره تقوا پیشه‌اند، نشانه هایی [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] ست.///به یقین در رفت و آمد شب و روز و آنچه را خدا در آسمان‌ها و زمین پدید آورد، برای گروهی که همواره تقوا پیشه‌اند، نشانه هایی [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] ست.///درآمد و شد شب و روز و آنچه خدا در آسمانها و زمین آفریده است براى پرهیزگاران عبرتهاست.///به راستى در آمد و شد شب و روز و آنچه خدا در آسمان‌ها و زمین آفریده براى اهل تقوا نشانه‌هایى است///به راستى، در آمد و رفت شب و روز و آنچه خدا در آسمانها و زمین آفریده، براى مردمى که پروا دارند دلایلى [آشکار] است.///در رفت و آمد شب و روز و در آنچه خداوند در آسمان‌ها و زمین آفریده است، براى مردم پرهیزکار نشانه‌هایى [بزرگ] است.///به حقیقت در رفت و آمد شب و روز و در هر چیزی که خدا در آسمانها و زمین خلق فرموده برای اهل خرد و تقوا علامت و نشانه‌ها (ی قدرت خدا) پدیدار است.///در پی یکدیگر آمدن شب و روز و در آنچه خداوند در آسمانها و زمین آفریده است، مایه‌های عبرتی برای پرواپیشگان است‌///مسلما در آمد و شد شب و روز، و آنچه خداوند در آسمانها و زمین آفریده، آیات (و نشانه‌هایی) است برای گروهی که پرهیزگارند (و حقایق را می‌بینند).///همانا در گردش شبانه‌روز و آنچه آفرید خدا در آسمانها و زمین آیتهائی است برای گروهی که پرهیز کنند///به‌راستی، پیاپی یکدیگر آمدن شب و روز و آنچه خدا در آسمان‌ها و زمین آفرید، برای مردمی که پروا دارند همواره نشانه‌هایی (آشکار) است. quran_en_fa Those who rest not their hope on their meeting with Us, but are pleased and satisfied with the life of the present, and those who heed not Our Signs,- مسلما کسانی که دیدار [قیامت] ما [و محاسبه شدن اعمالشان] را امید ندارند و به زندگی دنیا خشنود شده‌اند و به آن آرام یافته‌اند و آنانکه از آیات ما بی خبرند.///مسلما کسانی که دیدار [قیامت] ما [و محاسبه شدن اعمالشان] را امید ندارند و به زندگی دنیا خشنود شده‌اند و به آن آرام یافته‌اند و آنانکه از آیات ما بی خبرند.///کسانى که به دیدار ما امید ندارند و به زندگى دنیوى خشنود شده و بدان آرامش یافته‌اند، و آنان که از آیات ما بى‌خبرند،///همانا کسانى که دیدار ما را باور ندارند و به زندگى دنیا دل خوش کرده و بدان دل آرام شده‌اند و کسانى که از آیات ما غافلند///کسانى که امید به دیدار ما ندارند، و به زندگى دنیا دل خوش کرده و بدان اطمینان یافته‌اند، و کسانى که از آیات ما غافلند،///قطعا آنان که به دیدار ما [و دریافت نعمت‌هاى اخروى،] امید ندارند و [تنها] به زندگى دنیا دل­خوش کرده‌اند و به آن آرام گرفته و تکیه مى‌کنند و نیز کسانى که از نشانه‌هاى [قدرت] ما غافلند،///البته آنهایی که به لقاء ما دل نسبته و امیدوار نیستند و به زندگی پست دنیا دلخوش و دلبسته‌اند و آنهایی که از آیات و نشانه‌های ما غافلند.///کسانی که به لقای ما امید [و باور] ندارند و به زندگانی دنیا خشنودند و بر آن دل نهاده‌اند و هم آنان که از آیات ما غافلند///آنها که ایمان به ملاقات ما (و روز رستاخیز) ندارند، و به زندگی دنیا خشنود شدند و بر آن تکیه کردند، و آنها که از آیات ما غافلند،///همانا آنان که امید ندارند ملاقات ما را و خوشنود شدند به زندگانی دنیا و دل بدان بستند و آنان که از آیتهای ما غفلت دارند///بی‌گمان کسانی که امید (به) لقای [: شناخت و جزای] ما ندارند و به زندگی دنیا دل خوش کرده و بدان اطمینان یافته‌اند، و کسانی هم که ایشان از آیات ما غافلانند، quran_en_fa Their abode is the Fire, because of the (evil) they earned. آنانند که به کیفر گناهانی که همواره مرتکب می‌شدند، جایگاهشان آتش است.///آنانند که به کیفر گناهانی که همواره مرتکب می‌شدند، جایگاهشان آتش است.///به کیفر کارهایى که مى‌کرده‌اند، جایگاهشان جهنم است.///آنها جایشان جهنم است به سزاى آنچه مى‌کرده‌اند///آنان به [کیفر] آنچه به دست مى‌آوردند، جایگاهشان آتش است.///آنان به خاطر آنچه که عمل مى‌کردند، جایگاهشان آتش است.///هم اینانند که عاقبت به کردار زشت خود در آتش دوزخ مأوی گیرند.///اینان به خاطر کار و کردارشان سرا و سرانجامشان دوزخ است‌///(همه) آنها جایگاهشان آتش است، بخاطر کارهایی که انجام می‌دادند!///آنان را جایگاه آتش است بدانچه بودند دست می‌آوردند///ایشان به (کیفر) آنچه به دست می‌آورده‌اند، پناهگاهشان (همان) آتش است. quran_en_fa Those who believe, and work righteousness,- their Lord will guide them because of their faith: beneath them will flow rivers in gardens of bliss. بی تردید کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، پروردگارشان آنان را به سبب ایمانشان به بهشت‌های پر نعمت که نهرها از زیر [قصرهای] آنها جاری است، راهنمایی می‌کند.///بی تردید کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته انجام داده‌اند، پروردگارشان آنان را به سبب ایمانشان به بهشت‌های پر نعمت که نهرها از زیر [قصرهای] آنها جاری است، راهنمایی می‌کند.///آنان را که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند پروردگارشان به سبب ایمانشان به بهشتهایى پر نعمت که نهرهاى آب در زیر پایشان جارى است هدایت مى‌کند.///همانا کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند، پروردگارشان به سبب ایمانشان آنها را هدایت مى‌کند. از پاى [قصرها] شان در بهشت‌هاى پر نعمت نهرها روان است///کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، پروردگارشان به پاس ایمانشان آنان را هدایت مى‌کند به باغهاى [پر ناز و] نعمت، که از زیر [پاى‌] آنان نهرها روان خواهد بود [در خواهند آمد].///به یقین آنان که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‌اند، پروردگارشان آنان را به خاطر ایمانشان هدایت مى‌کند. و در باغ‌هاى پرنعمت که نهرها از زیر پایشان جارى است، اقامت دارند.///آنان که ایمان آورده و نیکوکار شدند پروردگارشان به سبب همان ایمان آنها را (به راه سعادت و طریق بهشت) رهبری کند، در آن بهشتهای پرنعمت نهرها از زیر پای آنان جاری است.///کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، پروردگارشان ایشان را به جزای ایمانشان به بوستانهای بهشتی پر از ناز و نعمت -که جویباران از فرودست آنان جاری استرهنمون می‌گردد///(ولی) کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، پروردگارشان آنها را در پرتو ایمانشان هدایت می‌کند؛ از زیر (قصرهای) آنها در باغهای بهشت، نهرها جاری است.///همانا آنان که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند رهبریشان کند پروردگارشان به ایمانشان روان شود زیرا آنان جویهائی در باغستان نعمتها///کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته (ی ایمان) کرده‌اند، بی‌گمان پروردگارشان به (پاس) ایمانشان آنان را هدایت می‌کند؛ حال آنکه در باغ‌های پر نعمت، از زیر (پاهای) شان نهرها روان است. quran_en_fa (This will be) their cry therein: "Glory to Thee, O Allah!" And "Peace" will be their greeting therein! and the close of their cry will be: "Praise be to Allah, the Cherisher and Sustainer of the worlds!" [آغاز] نیایششان در آنجا [این است که]: خدایا! از هر عیب و نقصی منزهی، و درود خدا در آنجا به آنان عطا کردن سلامتی کامل است، و پایان بخش نیایششان این است که همه ستایش‌ها ویژه خدا مالک و مربی جهانیان است.///[آغاز] نیایششان در آنجا [این است که]: خدایا! از هر عیب و نقصی منزهی، و درود خدا در آنجا به آنان عطا کردن سلامتی کامل است، و پایان بخش نیایششان این است که همه ستایش‌ها ویژه خدا مالک و مربی جهانیان است.///در آنجا دعایشان این است: بار خدایا تو منزهى. و به هنگام درود، سلام مى‌گویند. و پایان دعایشان این است: سپاس خداى را، آن پروردگار جهانیان.///در آن جا دعایشان این است: بار خدایا! تو منزهى. و درودشان در آن جا سلام است، و پایان دعایشان این است: سپاس خداى را که پروردگار جهانیان است///نیایش آنان در آنجا سبحانک اللهم [=خدایا! تو پاک و منزهى‌] و درودشان در آنجا سلام است، و پایان نیایش آنان این است که: الحمد لله رب العالمین [=ستایش ویژه پروردگار جهانیان است‌].///دعا و نیایش آنان در بهشت، این است که: «خدایا! تو پاک و منزهى!» و درودشان در آنجا، سلام است و پایان نیایش آنان این است که: «سپاس و ستایش مخصوص خداوندى است که پروردگار جهانیان است.»///و در آن بهشت زبان شوق به تقدیس خدا گشایند که بار الها تو از هر نقص و آلایش پاک و منزهی و درود آنها در بهشت «سلام» است و آخرین سخنشان حمد پروردگار عالمیان است.///ندایشان در آنجا سبحانک اللهم و تحیتشان سلام و پایان دعایشان الحمد لله رب العالمین است‌///گفتار (و دعای) آنها در بهشت این است که: «خداوندا، منزهی تو!» و تحیت آنها در آنجا: سلام؛ و آخرین سخنشان این است که: «حمد، مخصوص پروردگار عالمیان است!»///گفتارشان در آن منزهی تو بار خدایا و درود ایشان است در آن سلام و آخرین گفتارشان آنکه سپاس خدای را پروردگار جهانیان‌///نیایش آنان در آن جا (این) است که: «خدایا! تو پاک و منزهی. ‌» و درودشان در آنجا سلام است و پایان‌بخش نیایش آنان این است که: «ستایش ویژه‌ی پروردگار جهانیان است.» quran_en_fa If Allah were to hasten for men the ill (they have earned) as they would fain hasten on the good,- then would their respite be settled at once. But We leave those who rest not their hope on their meeting with Us, in their trespasses, wandering in distraction to and fro. و اگر خدا برای مردم در عذاب و مجازات همان گونه که آنان در طلب خیر و خوشی شتاب دارند، شتاب می‌ورزید، قطعا مدت عمرشان [با نزول عذاب و مجازات] پایان می‌یافت؛ پس کسانی که دیدار [قیامت] ما [و محاسبه شدن اعمالشان] را امید ندارند، وا می‌گذاریم تا در طغیانشان سرگردان بمانند.///و اگر خدا برای مردم در عذاب و مجازات همان گونه که آنان در طلب خیر و خوشی شتاب دارند، شتاب می‌ورزید، قطعا مدت عمرشان [با نزول عذاب و مجازات] پایان می‌یافت؛ پس کسانی که دیدار [قیامت] ما [و محاسبه شدن اعمالشان] را امید ندارند، وا می‌گذاریم تا در طغیانشان سرگردان بمانند.///اگر با همان شتاب که مردم براى خود خیر مى‌طلبند خدا برایشان شر مى‌طلبید، مرگشان فرا رسیده بود. پس آنان را که به دیدار ما امید ندارند، وامى‌گذاریم تا در گمراهى خویش سرگردان بمانند.///اگر خدا با همان شتابى که مردم براى خود خیر را مى‌طلبند در رساندن شر به آنان تعجیل مى‌کرد، قطعا مرگشان فرا رسیده بود. پس کسانى را که دیدار ما را باور ندارند در طغیانشان رها مى‌کنیم تا سرگشته بمانند///و اگر خدا براى مردم به همان شتاب که آنان در کار خیر مى‌طلبند، در رساندن بلا به آنها شتاب مى‌نمود، قطعا اجلشان فرا مى‌رسید. پس کسانى را که به دیدار ما امید ندارند، در طغیانشان رها مى‌کنیم تا سرگردان بمانند.///و اگر خداوند براى مردم به همان شتاب که براى خود خیر مى‌طلبند، در رساندن بلا به آنان شتاب مى‌نمود، قطعا اجلشان فرارسیده بود. پس کسانى را که به دیدار ما امید [و باور] ندارند، به حال خود رها مى‌کنیم تا در سرکشى خویش سرگردان بمانند.///و اگر خدا به عقوبت عمل زشت مردم و دعای شری که در حق خود می‌کنند به مانند خیرات تعجیل می‌فرمود مردم همه محکوم مرگ و هلاک می‌شدند و لیکن ما آنان را که به لقای ما امیدوار نیستند به همان حال سرگردانی در کفر و طغیان رها می‌سازیم.///و اگر خداوند برای مردم به همان گونه که خیر را به شتاب می‌خواهند، شر را به پیش می‌انداخت، اجلشان به سر می‌آمد، آری ناامیدواران به لقائمان را وامی‌گذاریم که در طغیانشان سرگشته باشند///اگر همان گونه که مردم در به دست آوردن «خوبی» ها عجله دارند، خداوند در مجازاتشان شتاب می‌کرد، (بزودی) عمرشان به پایان می‌رسید (و همگی نابود می‌شدند)؛ ولی کسانی را که ایمان به لقای ما ندارند، به حال خود رها می‌کنیم تا در طغیانشان سرگردان شوند!///و اگر بشتابد خدا بسوی بدی برای مردم مانند شتافتن ایشان بسوی خوبی هر آینه گذرانده شود سرآمد ایشان پس می‌گذاریم آنان را که امید ندارند ملاقات ما را در سرکشی خود فرو روند///و اگر خدا برای مردمان -به همان شتابی که آنان در کار خیر می‌طلبند- در زیانشان شتاب کند، اجلشان فرا سویشان بی‌چون در رسد. پس کسانی را که امید لقای ما را نمی‌دارند در طغیانشان (همچنان فرو) می‌نهیم حال آنکه سرگردان بمانند. quran_en_fa When trouble toucheth a man, He crieth unto Us (in all postures)- lying down on his side, or sitting, or standing. But when We have solved his trouble, he passeth on his way as if he had never cried to Us for a trouble that touched him! thus do the deeds of transgressors seem fair in their eyes! و چون انسان را گزند و آسیبی رسد، ما را [در همه حالات] به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده [به یاری] می‌خواند، پس زمانی که گزند و آسیبش را برطرف کنیم، آن چنان به راه ناسپاسی و گناه می‌رود که گویی هرگز ما را برای برطرف کردن گزند و آسیبی که به او رسیده [به یاری] نخوانده است!! این گونه برای اسراف کاران اعمالی که همواره انجام می‌دادند، آراسته شده [تا جایی که زشتی اعمالشان را نمی‌فهمند.]///و چون انسان را گزند و آسیبی رسد، ما را [در همه حالات] به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده [به یاری] می‌خواند، پس زمانی که گزند و آسیبش را برطرف کنیم، آن چنان به راه ناسپاسی و گناه می‌رود که گویی هرگز ما را برای برطرف کردن گزند و آسیبی که به او رسیده [به یاری] نخوانده است!! این گونه برای اسراف کاران اعمالی که همواره انجام می‌دادند، آراسته شده [تا جایی که زشتی اعمالشان را نمی‌فهمند.]///چون به آدمى گزندى رسد، چه بر پهلو خفته باشد و چه نشسته یا ایستاده ما را به دعا مى‌خواند. و چون آن گزند را از او دور سازیم، چنان مى‌گذرد که گویى ما را براى دفع آن گزندى که به او رسیده بود هرگز نخوانده است. اعمال اسرافکاران اینچنین در نظرشان آراسته شده است.///و چون به آدمى گزندى رسد، ما را [در همه حال‌] به پهلو خفته یا نشسته و یا ایستاده مى‌خواند، و چون گرفتارى‌اش را برطرف ساختیم چنان مى‌رود که گویى اصلا ما را براى محنتى که بدو رسیده نخوانده است. این گونه براى اسرافکاران اعمالى که انجام مى‌دادند زینت داد///و چون انسان را آسیبى رسد، ما را -به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده- مى‌خواند، و چون گرفتاریش را برطرف کنیم چنان مى‌رود که گویى ما را براى گرفتاریى که به او رسیده، نخوانده است. این گونه براى اسرافکاران آنچه انجام مى‌دادند زینت داده شده است.///و هنگامى که ضررى به انسان برسد، در حالى که به پهلو خوابیده، یا نشسته و یا ایستاده است، ما را مى‌خواند؛ ولى چون ضرر را از او برطرف ساختیم، چنان به راه خود مى‌رود که گویى هرگز ما را براى گرفتارى که به وى رسیده بود، نخوانده است! این­گونه براى اسرافکاران، عملشان زیبا جلوه مى‌کند.///و هرگاه آدمی را رنج و زیانی رسد همان لحظه به هر حالت باشد از خفته و نشسته و ایستاده فورا ما را به دعا می‌خواند و آن گاه که رنج و زیانش را بر طرف سازیم باز به حال غفلت و غرور چنان باز می‌گردد که گویی هیچ ما را برای دفع ضرر و رنجی که به او رسیده بود نخوانده است! اعمال زشت تبهکاران این چنین در نظرشان زیبا جلوه داده شده است.///و چون انسان را رنجی رسد، ما را [در همه حال‌] چه بر پهلو خفته، چه نشسته، چه ایستاده بخواند، آنگاه چون رنجش را از او باز داریم، به راه خود رود، گویی ما را به خاطر رنجی که به او رسیده بود، به دعا نخوانده است، بدین‌سان در نظر اسرافکاران کار و کردارشان آراسته شده است‌///هنگامی که به انسان زیان (و ناراحتی) رسد، ما را (در هر حال:) در حالی که به پهلو خوابیده، یا نشسته، یا ایستاده است، می‌خواند؛ اما هنگامی که ناراحتی را از او برطرف ساختیم، چنان می‌رود که گویی هرگز ما را برای حل مشکلی که به او رسیده بود، نخوانده است! این گونه برای اسرافکاران، اعمالشان زینت داده شده است (که زشتی این عمل را درک نمی‌کنند)!///و هرگاه برسد انسان را سختی بخواند ما را بر پهلو یا نشسته یا ایستاده تا گاهی که بازکردیم (برگشودیم) از او سختیش را درگذرد چنانکه گوئی نخوانده است ما را بسوی سختی که بدو رسیده بدینسان بیاراست برای اسراف‌کنندگان آنچه بودند می‌کردند///و چون انسان را آسیب فرا رسد، ما را - به پهلو خوابیده، یا ایستاده - می‌خواند. پس چون گرفتاریش را بر طرف سازیم، چنان (بی‌تفاوت از آن) می‌گذرد، که گویی ما را برای زیانی که به او رسیده، نخوانده است. این‌گونه برای اسرافکاران آنچه انجام می‌داده‌اند زینت داده شده است. quran_en_fa Generations before you We destroyed when they did wrong: their messengers came to them with clear-signs, but they would not believe! thus do We requite those who sin! یقینا اقوام پیش از شما را هنگامی که ستم ورزیدند، هلاک کردیم، و پیامبرانشان برای آنان دلایل روشن آوردند، ولی آنان بر آن نبودند که ایمان بیاورند؛ این گونه گروه گناهکار را کیفر می‌دهیم.///یقینا اقوام پیش از شما را هنگامی که ستم ورزیدند، هلاک کردیم، و پیامبرانشان برای آنان دلایل روشن آوردند، ولی آنان بر آن نبودند که ایمان بیاورند؛ این گونه گروه گناهکار را کیفر می‌دهیم.///و ما مردمى را که پیش از شما بودند چون ستم کردند و به پیامبرانشان که با دلایل روشن سوى ایشان آمده بودند ایمان نمى‌آوردند، هلاک کردیم. مردم تبهکار را اینچنین کیفر مى‌دهیم.///و همانا نسل‌هاى پیش از شما را هنگامى که ستم کردند هلاک نمودیم. پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان آوردند، ولى بر آن نبودند که ایمان بیاورند. این گونه مردم بزهکار را جزا مى‌دهیم///و قطعا نسلهاى پیش از شما را هنگامى که ستم کردند به هلاکت رساندیم، و پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان آوردند و [لى‌] بر آن نبودند که ایمان بیاورند. این گونه مردم بزهکار را جزا مى‌دهیم.///و ما امت‌هاى پیش از شما را، چون ستم کردند، هلاک کردیم. پیامبرانشان براى آنها معجزات آوردند، ولى آنها ایمان نیاوردند. ما این­گونه گروه تبهکاران را کیفر مى‌دهیم.///و محققا ما اقوام و مللی را پیش از شما به کیفر ظلمشان سخت به دست هلاک سپردیم و نیز به کیفر آنکه پیغمبرانی با آیات و معجزات بر آنها آمد باز هیچ ایمان نیاوردند. ما این گونه مردم بد عمل را به کیفر می‌رسانیم.///و به راستی اقوام پیش از شما را آنگاه که ستم پیشه کردند، نابود کردیم و پیامبرانشان برایشان معجزات آوردند ولی بر آن نبودند که ایمان بیاورند، بدین‌سان گناهکاران را جزا می‌دهیم‌///ما امتهای پیش از شما را، هنگامی که ظلم کردند، هلاک نمودیم؛ در حالی که پیامبرانشان دلایل روشن برای آنها آوردند، ولی آنها ایمان نیاوردند؛ این‌گونه گروه مجرمان را کیفر می‌دهیم!///و هر آینه نابود کردیم قرنهائی که پیش از شما بودند گاهی که ستم کردند و بیامدشان پیمبرانشان به نشانیها و نبودند که ایمان آرند بدینسان کیفر دهیم به گروه گنهکاران‌///و بی‌چون ما نسل‌های پیش از شما را - هنگامی که ستم کردند - بی‌امان به هلاکت رساندیم، حال آنکه پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان آوردند و (هرگز) بر آن نبوده‌اند که ایمان بیاورند. این‌گونه مردمان بزهکار را جزا می‌دهیم. quran_en_fa Then We made you heirs in the land after them, to see how ye would behave! سپس شما را بعد از آنان در زمین جانشین قرار دادیم تا [بر پایه سنت آزمایش] بنگریم، چگونه عمل می‌کنید؟///سپس شما را بعد از آنان در زمین جانشین قرار دادیم تا [بر پایه سنت آزمایش] بنگریم، چگونه عمل می‌کنید؟///آنگاه شما را در روى زمین جانشین آنها گردانیدیم تا بنگریم که چگونه عمل مى‌کنید.///آن‌گاه شما را پس از آنان در زمین جانشین کردیم تا بنگریم چگونه عمل مى‌کنید///آنگاه شما را پس از آنان در زمین جانشین قرار دادیم تا بنگریم چگونه رفتار مى‌کنید.///سپس شما را پس از [هلاکت] آنان، جانشینانى در زمین قرار دادیم، تا ببینیم شما چگونه عمل مى‌کنید.///سپس ما بعد از آنها شما را در زمین جانشین کردیم تا بنگریم که چگونه عمل خواهید کرد.///سپس شما را پس از ایشان در این سرزمین جانشین گرداندیم، تا بنگریم که چگونه رفتار می‌کنید///سپس شما را جانشینان آنها در روی زمین -پس از ایشان- قرار دادیم؛ تا ببینیم شما چگونه عمل می‌کنید!///سپس گردانیدیم شما را جانشینانی در زمین از پس ایشان تا بنگریم چگونه عمل می‌کنید///سپس شما را پس از آنان در زمین جانشین (شان) قرار دادیم، تا (از روی آزمون) بنگریم چگونه رفتار می‌کنید. quran_en_fa But when Our Clear Signs are rehearsed unto them, those who rest not their hope on their meeting with Us, Say: "Bring us a reading other than this, or change this," Say: "It is not for me, of my own accord, to change it: I follow naught but what is revealed unto me: if I were to disobey my Lord, I should myself fear the penalty of a Great Day (to come)." و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده شود، کسانی که دیدار [قیامت] ما [و محاسبه شدن اعمالشان] را امید ندارند، می‌گویند: قرآنی غیر این بیاور یا آن را [به آیاتی دیگر که خوش آیند طبع ما باشد] تغییر ده!! بگو: مرا نرسد که آن را از نزد خود تغییر دهم؛ جز آنچه را به من وحی می‌شود، پیروی نمی‌کنم؛ من اگر پروردگارم را نافرمانی کنم، از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم.///و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده شود، کسانی که دیدار [قیامت] ما [و محاسبه شدن اعمالشان] را امید ندارند، می‌گویند: قرآنی غیر این بیاور یا آن را [به آیاتی دیگر که خوش آیند طبع ما باشد] تغییر ده!! بگو: مرا نرسد که آن را از نزد خود تغییر دهم؛ جز آنچه را به من وحی می‌شود، پیروی نمی‌کنم؛ من اگر پروردگارم را نافرمانی کنم، از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم.///چون آیات روشن ما بر آنان تلاوت شد، آنها که به دیدار ما امید ندارند گفتند: قرآنى جز این قرآن بیاور یا دگرگونش کن. بگو: مرا نرسد که آن را از سوى خود دگرگون کنم. هر چه به من وحى مى‌شود پیرو همان هستم. مى‌ترسم که اگر به پروردگارم عاصى شوم به عذاب آن روز بزرگ گرفتار آیم.///و چون آیات ما که روشنگر است بر آنها خوانده مى‌شود، آنها که دیدار ما را باور ندارند مى‌گویند: قرآنى غیر از این بیاور یا آن را عوض کن، بگو: مرا نمى‌رسد آن را از پیش خود عوض کنم، من جز آنچه را که به من وحى مى‌شود پیروى نمى‌کنم. اگر پروردگارم را نافرمان///و چون آیات روشن ما بر آنان خوانده شود، آنانکه به دیدار ما امید ندارند مى‌گویند: «قرآن دیگرى جز این بیاور، یا آن را عوض کن.» بگو: «مرا نرسد که آن را از پیش خود عوض کنم. جز آنچه را که به من وحى مى‌شود پیروى نمى‌کنم. اگر پروردگارم را نافرمانى کنم، از عذاب روزى بزرگ مى‌ترسم.»///و هرگاه آیات روشن ما بر آنان تلاوت مى‌شود، کسانى که به دیدار ما [و دریافت پاداش‌هاى اخروى] امید و باورى ندارند، مى‌گویند: «قرآنى غیر از این بیاور! یا این قرآن را تغییر بده!» [به آنان] بگو: «من حق ندارم که آن را از پیش خود تغییر دهم. من تنها آنچه را که به من وحى می‌شود، پیروى مى‌کنم. من از عذاب روزى بزرگ بیمناکم، اگر پروردگارم را نافرمانى کنم.»///و هرگاه آیات روشن ما بر خلق تلاوت شود منکران معاد که امیدوار به لقاء ما نیستند گویند که قرآنی غیر از این بیاور یا همین را مبدل ساز. بگو: مرا نرسد که از پیش خود قرآن را تبدیل کنم من جز آنچه را که به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم، من اگر عصیان پروردگارم کنم از عذاب روز بزرگ قیامت سخت می‌ترسم.///و چون آیات ما که روشن و شیواست، بر آنان خوانده شود، ناامیدواران به لقائمان [به پیامبر] می‌گویند قرآنی غیر از این بیاور، یا این را تغییر ده، بگو مرا نرسد که آن را از پیش خود تغییر دهم، جز از وحی که به من می‌شود، از چیزی پیروی نمی‌کنم، من اگر از پروردگارم نافرمانی کنم، از عذاب روز سهمگین می‌ترسم‌///و هنگامی که آیات روشن ما بر آنها خوانده می‌شود، کسانی که ایمان به لقای ما (و روز رستاخیز) ندارند می‌گویند: «قرآنی غیر از این بیاور، یا آن را تبدیل کن! (و آیات نکوهش بتها را بردار)» بگو: «من حق ندارم که از پیش خود آن را تغییر دهم؛ فقط از چیزی که بر من وحی می‌شود، پیروی می‌کنم! من اگر پروردگارم را نافرمانی کنم، از مجازات روز بزرگ (قیامت) می‌ترسم!»///و هرگاه خوانده شود بر ایشان آیتهای ما آشکار گویند آنان که امید ندارند ملاقات ما را بیاور قرآنی غیر از این یا تبدیلش کن بگو نرسد مرا که تبدیلش کنم از نزد خود پیروی نکنم جز آنچه را وحی شود به سویم همانا می‌ترسم اگر نافرمانی کنم پروردگارم را از عذاب روزی بزرگ‌///و هنگامی که آیاتمان به روشنی بر ایشان خوانده شود، آنان که لقای ما را امید ندارند گویند: «قرآن دیگری جز این (قرآن برایمان) بیاور، یا آن را تبدیل (به قرآنی دگر) کن.» بگو: «مرا نرسد که آن را از پیش خود تبدیل کنم (و) جز آنچه را که به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم. اگر پروردگارم را نافرمانی کنم همواره از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم.» quran_en_fa Say: "If Allah had so willed, I should not have rehearsed it to you, nor would He have made it known to you. A whole life-time before this have I tarried amongst you: will ye not then understand?" بگو: اگر خدا می‌خواست آن را بر شما نمی‌خواندم، و او هم شما را به آن آگاه نمی‌کرد؛ همانا مدت‌ها پیش از نزول قرآن در میان شما بودم، [و ادعای پیامبری نداشتم، اکنون صدق پیامبری خود را با این قرآن اثبات می‌کنم] آیا نمی‌اندیشید؟///بگو: اگر خدا می‌خواست آن را بر شما نمی‌خواندم، و او هم شما را به آن آگاه نمی‌کرد؛ همانا مدت‌ها پیش از نزول قرآن در میان شما بودم، [و ادعای پیامبری نداشتم، اکنون صدق پیامبری خود را با این قرآن اثبات می‌کنم] آیا نمی‌اندیشید؟///بگو: اگر خدا مى‌خواست من آن را بر شما تلاوت نمى‌کردم و شما را از آن آگاه نمى‌ساختم. و پیش از این در میان شما عمرى زیسته‌ام. چرا به عقل در نمى‌یابید؟///بگو: اگر خدا مى‌خواست آن را بر شما نمى‌خواندم و [خدا هم‌] شما را بدان آگاه نمى‌کرد. همانا پیش از این در میان شما عمرى زندگى کرده‌ام، چرا تعقل نمى‌کنید///بگو: «اگر خدا مى‌خواست آن را بر شما نمى‌خواندم، و [خدا] شما را بدان آگاه نمى‌گردانید. قطعا پیش از [آوردن‌] آن، روزگارى در میان شما به سر برده‌ام. آیا فکر نمى‌کنید؟»///بگو: «اگر خداوند مى‌خواست، آن را بر شما نمى‌خواندم و [خداوند] شما را به آن آگاه نمى‌ساخت. من پیش از [آوردن] قرآن، عمرى در میان شما بوده‌ام، آیا نمى‌اندیشید؟!»///بگو اگر خدا نمی‌خواست هرگز بر شما تلاوت این قرآن نمی‌کردم و او هم شما را به آن آگاه نمی‌ساخت، زیرا من عمری پیش از این میان شما زیستم (که دعوی رسالت نداشتم) آیا عقل و فکرتان را کار نمی‌بندید؟///بگو اگر خداوند می‌خواست آن را بر شما نمی‌خواندم و خود خداوند هم شما را از آن آگاه نمی‌ساخت، [بنگرید] که پیش از آن عمری در میان شما به سر برده‌ام، چرا تعقل نمی‌کنید؟///بگو: «اگر خدا می‌خواست، من این آیات را بر شما نمی‌خواندم؛ و خداوند از آن آگاهتان نمی‌کرد؛ چه اینکه مدتها پیش از این، در میان شما زندگی نمودم؛ (و هرگز آیه‌ای نیاوردم؛) آیا نمی‌فهمید؟!»///بگو اگر می‌خواست خدا نمی‌سرودمش بر شما و نه می‌آموختمش به شما هر آینه درنگ کردم میان شما عمری را پیش از آن آیا درنمی‌یابید///بگو: «اگر خدا می‌خواست آن [: قرآن] را بر شما نمی‌خواندم و (خدا) شما را بدان آگاه نمی‌گردانید. پس به‌راستی (به گونه‌ای راستین) پیش از (آوردن) آن، عمری در میانتان به سر برده‌ام. پس آیا خردورزی نمی‌کنید؟» quran_en_fa Who doth more wrong than such as forge a lie against Allah, or deny His Signs? But never will prosper those who sin. پس ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغ بندد یا آیاتش را تکذیب کند، کیست؟ یقینا گنهکاران، رستگار نخواهند شد.///پس ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغ بندد یا آیاتش را تکذیب کند، کیست؟ یقینا گنهکاران، رستگار نخواهند شد.///کیست ستمکارتر از آن که بر خدا دروغ مى‌بندد، یا آیات او را دروغ مى‌انگارد؟ هر آینه مجرمان رستگار نشوند.///پس کیست ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ بندد یا آیات او را تکذیب کند؟ حقیقت این است که مجرمان رستگار نمى‌شوند///پس کیست ستمکارتر از آن کس که دروغى بر خداى بندد یا آیات او را تکذیب کند؟ به راستى مجرمان رستگار نمى‌شوند.///پس کیست ستمکارتر از کسى که بر خدا دروغ بندد؟ یا آیات او را دروغ بشمارد؟ قطعا مجرمان، رستگار نمى‌شوند.///پس کیست ستمکارتر از آن که به خدا نسبت دروغ دهد یا آیات او را تکذیب کند؟ و البته بدکاران هرگز به فلاح و رستگاری نخواهند رسید.///بدین‌سان کیست ستمکارتر از کسی که بر خداوند دروغ بندد، یا آیات او را دروغ انگارد، به راستی که گنهکاران رستگار نمی‌شوند///چه کسی ستمکارتر است از آن کس که بر خدا دروغ می‌بندد، یا آیات او را تکذیب می‌کند؟! مسلما مجرمان رستگار نخواهند شد!///پس کیست ستمگرتر از آنکه ببندد بر خدا دروغی را یا تکذیب کند آیتهای او را همانا رستگار نشوند گنهکاران‌///پس کیست ستمکارتر از آن کس که دروغی بر خدا بندد، یا با آیات او (همان‌ها و خدا را) تکذیب کند؟ بی‌گمان (حقیقت‌) چنان است که مجرمان (خود و دیگران را) رستگار نمی‌کنند. quran_en_fa They serve, besides Allah, things that hurt them not nor profit them, and they say: "These are our intercessors with Allah." Say: "Do ye indeed inform Allah of something He knows not, in the heavens or on earth?- Glory to Him! and far is He above the partners they ascribe (to Him)!" و آنان به جای خدا چیزهایی را می‌پرستند که نه زیانی به آنان می‌رسانند و نه سودی به آنان می‌دهند؛ و می‌گویند: اینان شفیعان ما نزد خدایند. بگو: آیا خدا را به شفیعانی خبر می‌دهید که آنها را در آسمان‌ها و زمین [به عنوان شفیع] نمی‌شناسد؟ او از آنچه که شریک او قرار می‌دهند، منزه و برتر است.///و آنان به جای خدا چیزهایی را می‌پرستند که نه زیانی به آنان می‌رسانند و نه سودی به آنان می‌دهند؛ و می‌گویند: اینان شفیعان ما نزد خدایند. بگو: آیا خدا را به شفیعانی خبر می‌دهید که آنها را در آسمان‌ها و زمین [به عنوان شفیع] نمی‌شناسد؟ او از آنچه که شریک او قرار می‌دهند، منزه و برتر است.///سواى خدا چیزهایى را مى‌پرستند که نه سودشان مى‌رساند نه زیان. و مى‌گویند: اینها شفیعان ما در نزد خدایند. بگو: آیا به خدا از چیزى خبر مى‌دهید که در زمین و آسمان از آن سراغى ندارد؟ خدا منزه است و از آنچه با او شریک مى‌سازید، فراتر است.///و غیر از خدا چیزهایى را مى‌پرستند که نه سودشان مى‌رساند و نه زیان، و مى‌گویند: اینها شفیعان ما در نزد خدایند. بگو: آیا خدا را از چیزى خبر مى‌دهید که در آسمان‌ها و زمین سراغ ندارد؟ او منزه و برتر است از آنچه شریک وى مى‌سازند///و به جاى خدا، چیزهایى را مى‌پرستند که نه به آنان زیان مى‌رساند و نه به آنان سود مى‌دهد. و مى‌گویند: «اینها نزد خدا شفاعتگران ما هستند.» بگو: «آیا خدا را به چیزى که در آسمانها و در زمین نمى‌داند، آگاه مى‌گردانید؟» او پاک و برتر است از آنچه [با وى‌] شریک مى‌سازند.///و به جاى خدا چیزهایى را مى‌پرستند که نه به آنان ضرر مى‌رساند و نه سودشان مى‌دهد. و مى‌گویند: «این بت‌ها، شفیعان ما نزد خدایند.» بگو: «آیا خدا را به چیزى خبر مى‌دهید که او خبرى از آنها در آسمان‌ها و زمین ندارد؟» منزه و والاتر است از شریکانى که برایش قرار مى‌دهند.///و بت‌هایی را به جای خدا پرستش می‌کنند که آن بتان به آنها هیچ ضرر و نفعی نمی‌رسانند، و می‌گویند که این بتان شفیع ما نزد خدا هستند بگو: شما می‌خواهید خدا را یاد آور سازید به چیزی که خدا در همه آسمانها و زمین علم به آن ندارد؟ خدا از آنچه شریک او قرار می‌دهند منزه و برتر است.///و به جای خداوند چیزی را می‌پرستند که نه زیانی به آنان می‌رساند و نه سودی، و می‌گویند اینان شفیعان ما در نزد خداوند هستند، بگو آیا خداوند را به چیزی که در آسمانها و زمین به آن علم ندارد، آگاهی می‌دهید؟ او پاک و منزه است از آنچه شریک او قرار می‌دهند///آنها غیر از خدا، چیزهایی را می‌پرستند که نه به آنان زیان می‌رساند، و نه سودی می‌بخشد؛ و می‌گویند: «اینها شفیعان ما نزد خدا هستند!» بگو: «آیا خدا را به چیزی خبر می‌دهید که در آسمانها و زمین سراغ ندارد؟!» منزه است او، و برتر است از آن همتایانی که قرار می‌دهند!///و پرستند جز خدا آنچه را نه زیانشان رساند و نه سودی و گویند اینانند شفیعان ما نزد خدا بگو آیا آگهی دهید خدا را بدانچه خود نمی‌داند در آسمانها و نه در زمین منزه و برتر است او از آنچه شرک می‌ورزند///و بجز خدا، چیزی را می‌پرستند که نه زیانشان می‌رساند و نه سودشان می‌دهد و می‌گویند: «اینان نزد خدا شفاعتگران مایند.» بگو: «آیا خدا را به چیزی که در آسمان‌ها و در زمین نمی‌داند، آگاهی بزرگی می‌دهید؟» او پاک و برتر است از آنچه (با وی) شریک می‌سازند. quran_en_fa Mankind was but one nation, but differed (later). Had it not been for a word that went forth before from thy Lord, their differences would have been settled between them. و مردم [بر محور یکتاپرستی] جز امت واحدی نبودند؛ پس [چیزی نگذشت که درباره دین] دچار اختلاف شدند؛ و اگر از سوی پروردگارت، فرمانی مقرر نشده بود [که عذاب اختلاف کنندگان تا قیامت به تأخیر افتد] یقینا میان آنان در آنچه اختلاف می‌کنند، داوری می‌شد [و نتیجه داوری نابودی آنان و انقراض نسلشان بود.]///و مردم [بر محور یکتاپرستی] جز امت واحدی نبودند؛ پس [چیزی نگذشت که درباره دین] دچار اختلاف شدند؛ و اگر از سوی پروردگارت، فرمانی مقرر نشده بود [که عذاب اختلاف کنندگان تا قیامت به تأخیر افتد] یقینا میان آنان در آنچه اختلاف می‌کنند، داوری می‌شد [و نتیجه داوری نابودی آنان و انقراض نسلشان بود.]///مردم جز یک امت نبودند، میانشان اختلاف افتاد. و اگر نه آن سخنى بود که پیش از این از پروردگارت صادر گشته بود، در آنچه اختلاف مى‌کنند داورى شده بود.///و مردم جز یک امت نبودند، پس اختلاف کردند. و اگر پیش‌تر حکم [مهلت‌] از جانب پروردگارت صادر نشده بود، قطعا در آنچه بر سرش اختلاف دارند میانشان فیصله داده شده بود [و همگى هلاک مى‌شدند]///و مردم جز یک امت نبودند. پس اختلاف پیدا کردند. و اگر وعده‌اى از جانب پروردگارت مقرر نگشته بود، قطعا در آنچه بر سر آن با هم اختلاف مى‌کنند، میانشان داورى مى‌شد.///[در آغاز،] مردم، امتى واحد [و بر فطرت پاک توحیدى] بودند، پس دچار اختلاف شدند، [گروهى موحد و گروهى مشرک،] و اگر سنت [مهلت یافتن مردم براى آزمایش،] از سوى پروردگارت مقدم و مقدر نگردیده بود، [در همین دنیا] میان مردم در آنچه اختلاف مى‌کردند، داورى مى‌شد.///و مردم (در فطرت توحید) یک طایفه بیش نبودند پس از آن فرقه فرقه شدند (و به انواع شرک و دینهای باطل گرویدند) و اگر کلمه‌ای که در ازل از حق سبقت یافته (که برای آزمایش مهلت یابند) نبود البته اختلافاتشان خاتمه یافته و حکم به هلاکت کافران داده می‌شد.///و مردم جز امتی واحده نبودند که سپس اختلاف پیدا کردند، و اگر وعده خداوند از پیش مقرر نگشته بود [به تاخیر حکم و عذاب‌] بین آنان در آنچه اختلاف دارند، داوری می‌شد///(در آغاز) همه مردم امت واحدی بودند؛ سپس اختلاف کردند؛ و اگر فرمانی از طرف پروردگارت (درباره عدم مجازات سریع آنان) از قبل صادر نشده بود، در میان آنها در آنچه اختلاف داشتند داوری می‌شد (و سپس همگی به مجازات می‌رسیدند).///و نبودند مردم جز یک ملت پس اختلاف کردند و اگر نبودند سرنوشتی که پیشی گرفته است از پروردگار تو همانا داوری می‌شد میان ایشان در آنچه بودند در آن اختلاف‌کنان‌///و مردم جز یک امت نبوده‌اند. پس اختلاف کردند و اگر سخنی (در تأخیر عذابشان) از جانب پروردگارت در گذشته مقرر نگشته بود، بی‌گمان در آنچه بر سر آن با هم اختلاف می‌کنند، میانشان داوری می‌شد. quran_en_fa They say: "Why is not a sign sent down to him from his Lord?" Say: "The Unseen is only for Allah (to know), then wait ye: I too will wait with you." و می‌گویند: چرا از سوی پروردگارش معجزه‌ای [چون عصای موسی وناقه صالح وغیر آن] بر او نازل نشده؟ بگو: [آمدن و نیامدن معجزه از امور غیبی است و] غیب ویژه خداست؛ پس [به خاطر لجاجت و مخالفت با حق] به انتظار [عذاب] باشید که من هم با شما از منتظرانم.///و می‌گویند: چرا از سوی پروردگارش معجزه‌ای [چون عصای موسی وناقه صالح وغیر آن] بر او نازل نشده؟ بگو: [آمدن و نیامدن معجزه از امور غیبی است و] غیب ویژه خداست؛ پس [به خاطر لجاجت و مخالفت با حق] به انتظار [عذاب] باشید که من هم با شما از منتظرانم.///و مى‌گویند: چرا از جانب پروردگارش معجزه‌اى بر او نازل نمى‌شود؟ بگو: علم غیب از آن خداست. انتظار بکشید. من نیز با شما منتظر مى‌مانم.///و مى‌گویند: چرا معجزه‌اى [که ما مى‌خواهیم‌] از جانب پروردگارش بر او نازل نمى‌شود؟ بگو: علم غیب تنها از آن خداست، [شما که بهانه‌جوئى مى‌کنید] پس منتظر باشید که من هم با شما از منتظرانم///و مى‌گویند: «چرا معجزه‌اى از جانب پروردگارش بر او نازل نمى‌شود؟» بگو: «غیب فقط به خدا اختصاص دارد. پس منتظر باشید که من هم با شما از منتظرانم.»///و مى‌گویند: «چرا از سوى پروردگارش بر او آیه و معجزه‌اى نازل نمى‌شود؟» بگو: «غیب از آن خداست [نه در اختیار من، یا تابع هوس مردم]. پس در انتظار باشید، من نیز همراه شما از منتظرانم. [که خداوند چگونه پاسخ بهانه‌گیرى‌هاى شما را مى‌دهد.]»///و گویند: چرا بر او آیت و معجزی از جانب خدایش نیامد (که قهرا مردم مطیع شوند)؟ پاسخ ده که دانای غیب خداست و بس، اینک شما منتظر (عذاب خدا) باشید من هم با شما منتظر (نصرت او) می‌باشم.///و می‌گویند چرا از سوی پروردگارش معجزه‌ای بر او نازل نمی‌گردد؟ بگو [آگاهی از] غیب خاص خداوند است، پس انتظار بکشید من نیز از منتظران خواهم بود///می‌گویند: «چرا معجزه‌ای از پروردگارش بر او نازل نمی‌شود؟!» بگو: «غیب (و معجزات) تنها برای خدا (و به فرمان او) است! شما در انتظار باشید، من هم با شما در انتظارم! (شما در انتظار معجزات بهانه‌جویانه باشید، و من هم در انتظار مجازات شما!)»///گویند چرا فرود نیاید بر او آیتی از پروردگارش بگو جز این نیست که ناپیدا از آن خدا است پس منتظر باشید که مائیم با شما از منتظران‌///و می‌گویند: «چرا نشانه‌ای (رسالتی) از جانب پروردگارش بر او نازل نشده‌؟» بگو: «غیب فقط برای خداست، پس انتظار بکشید (که) همواره من (هم) با شما از منتظرانم.» quran_en_fa When We make mankind taste of some mercy after adversity hath touched them, behold! they take to plotting against Our Signs! Say: "Swifter to plan is Allah!" Verily, Our messengers record all the plots that ye make! و چون مردم را پس از رنج و آسیبی که به آنان رسیده، رفاه و آسایشی بچشانیم [به جای سپاس و ستایش] ناگاه در آیات ما به نیرنگ و بداندیشی برخیزند [و برای نپذیرفتن آن به بهانه‌ها و توجیهات بی پایه متوسل شوند] بگو: خدا در کیفر و مجازات، سریع‌تر و کارآمدتر است. مسلما فرستادگان ما [که فرشتگان و نویسندگان اعمالند] آنچه نیرنگ و بداندیشی می‌کنید [در نامه عمل شما] ثبت می‌کنند.///و چون مردم را پس از رنج و آسیبی که به آنان رسیده، رفاه و آسایشی بچشانیم [به جای سپاس و ستایش] ناگاه در آیات ما به نیرنگ و بداندیشی برخیزند [و برای نپذیرفتن آن به بهانه‌ها و توجیهات بی پایه متوسل شوند] بگو: خدا در کیفر و مجازات، سریع‌تر و کارآمدتر است. مسلما فرستادگان ما [که فرشتگان و نویسندگان اعمالند] آنچه نیرنگ و بداندیشی می‌کنید [در نامه عمل شما] ثبت می‌کنند.///هرگاه پس از گزندى که به مردم رسیده است رحمتى به آنها بچشانیم، بینى که در آیات ما بداندیشى مى‌کنند. بگو: مکر خدا سریع‌تر است؛ رسولان ما نیز، بداندیشیهاى شما را مى‌نویسند.///و چون مردم را پس از آسیبى که به ایشان رسیده رحمتى بچشانیم، به ناگاه آنها را مى‌بینى که در آیات ما مکر و بداندیشى مى‌کنند. بگو: مکر خدا سریع‌تر است، و مسلما رسولان ما (فرشتگان) آنچه مکر مى‌کنید مى‌نویسند///و چون مردم را پس از آسیبى که به ایشان رسیده است، رحمتى بچشانیم، بناگاه آنان را در آیات ما نیرنگى است. بگو: «نیرنگ خدا سریع‌تر است.» در حقیقت، فرستادگان [=فرشتگان‌] ما آنچه نیرنگ مى‌کنید مى‌نویسند.///و هرگاه پس از رنجى که به مردم رسیده، رحمت و لطفى به آنان بچشانیم، [به جاى سپاس،] در آیات ما مکر و حیله مى‌کنند. بگو: «تدبیر الهى سریع‌تر و نافذتر است.» فرستادگان ما آنچه را مکر و نیرنگ مى‌کنید، مى‌نویسند.///و ما هرگاه بر آدمیان بعد از آنکه آنان را رنج و زیانی رسید رحمتی فرستیم آن‌گاه در محو آیات ما مکر و سیاست به کار می‌برند. بگو: مکر و سیاست الهی سریعتر است، همانا رسولان ما (فرشتگان و قوای عالم) مکرهای شما را می‌نویسند.///و چون به مردم، بعد از رنجی که به ایشان رسیده است، راحتی بچشانیم، آنگاه است که در آیات ما بدسگالی می‌کنند، بگو خداوند مکراندیش چابک‌تری است، بی‌گمان فرشتگان ما هر مکری را که می‌ورزید می‌نویسند///هنگامی که به مردم، پس از ناراحتی که به آنها رسیده است، رحمتی بچشانیم، در آیات ما نیرنگ می‌کنند (، و برای آن نعمت و رحمت توجیهات ناروا می‌کنند)؛ بگو: «خداوند سریعتر از شما مکر [= چاره‌جویی‌] می‌کند؛ و رسولان [= فرشتگان] ما، آنچه نیرنگ می‌کنید (و نقشه می‌کشید)، می‌نویسند!»///و هرگاه چشانیم مردم را رحمتی پس از سختی که بدانان رسیده ناگهان ایشان را است نیرنگی در آیتهای ما بگو خدا شتابنده‌تر است در نیرنگ همانا فرستادگان ما می‌نویسند آنچه را نیرنگ کنید///و هنگامی که مردم را - پس از آسیبی که بدیشان رسیده است - رحمتی بچشانیم، ناگهان آنان را در آیات ما نیرنگی است. بگو: «نیرنگ خدا سریع‌تر است.» بی‌امان، فرستادگان (ناطق و صامت) مان. آنچه نیرنگ می‌کنید ثبت و ضبط می‌کنند. quran_en_fa He it is Who enableth you to traverse through land and sea; so that ye even board ships;- they sail with them with a favourable wind, and they rejoice thereat; then comes a stormy wind and the waves come to them from all sides, and they think they are being overwhelmed: they cry unto Allah, sincerely offering (their) duty unto Him saying, "If thou dost deliver us from this, we shall truly show our gratitude!" او کسی است که شما را در خشکی و دریا گردش می‌دهد، تا آن گاه که در کشتی‌ها باشید و کشتی‌ها مسافرانش را با بادی ملایم و آرام حرکت دهند، و کشتی نشینان به آن باد ملایم و آرام شادمان شوند، ناگاه بادی تند و سخت بر آن کشتی وزد و از هر طرف موجی سهمگین بر آنان تازد، و یقین کنند که در محاصره [امواج خطرناک] افتاده‌اند [و راهی برای نجات ندارند]، [در آن هنگامه هلاکت بار] خدا را در حالی که ایمان و عبادت را از هر گونه شرکی برای او خالص می‌کنند، می‌خوانند که اگر ما را از این [عرصه هلاکت بار] نجات دهی، مسلما و قطعا از سپاس گزاران خواهیم شد.///او کسی است که شما را در خشکی و دریا گردش می‌دهد، تا آن گاه که در کشتی‌ها باشید و کشتی‌ها مسافرانش را با بادی ملایم و آرام حرکت دهند، و کشتی نشینان به آن باد ملایم و آرام شادمان شوند، ناگاه بادی تند و سخت بر آن کشتی وزد و از هر طرف موجی سهمگین بر آنان تازد، و یقین کنند که در محاصره [امواج خطرناک] افتاده‌اند [و راهی برای نجات ندارند]، [در آن هنگامه هلاکت بار] خدا را در حالی که ایمان و عبادت را از هر گونه شرکی برای او خالص می‌کنند، می‌خوانند که اگر ما را از این [عرصه هلاکت بار] نجات دهی، مسلما و قطعا از سپاس گزاران خواهیم شد.///اوست که شما را در خشکى و در دریا سیر مى‌دهد. تا آنگاه که در کشتیها هستند و باد موافق به حرکتشان مى‌آورد، شادمانند. چون توفان فرا رسد و موج از هر سو بر آنها ریزد، چنان که پندارند که در محاصره موج قرار گرفته‌اند، خدا را از روى اخلاص عقیدت بخوانند، که اگر ما را از این خطر برهانى از سپاسگزاران خواهیم بود.///او کسى است که شما را در خشکى و دریا سیر مى‌دهد، تا وقتى که در کشتى باشید و به سبب بادى خوش [و موافق‌] آنها را به حرکت در آورد و به آن شاد گردند، ناگهان طوفان سختى بر آنها بوزد و موج از هر طرف بر آنها بتازد، و بدانند که در محاصره افتاده‌اند، در آن حا///او کسى است که شما را در خشکى و دریا مى‌گرداند، تا وقتى که در کشتیها باشید و آنها با بادى خوش، آنان را ببرند و ایشان بدان شاد شوند [بناگاه‌] بادى سخت بر آنها وزد و موج از هر طرف بر ایشان تازد و یقین کنند که در محاصره افتاده‌اند، در آن حال خدا را پاکدلانه مى‌خوانند که: «اگر ما را از این [ورطه‌] برهانى، قطعا از سپاسگزاران خواهیم شد.»///او کسى است که شما را در خشکى و دریا سیر مى‌دهد، تا آنگاه که در کشتى باشید و بادى موافق، کشتى‌ها را به جریان در آورد و [مسافران] بدین وسیله خوشحال شوند، ناگهان تندبادى بوزد و موج از هر سو سراغشان آید و گمان برند که در محاصره‌ى بلا گرفتارند، [در این هنگام،] خداوند را با اخلاص مى‌خوانند [و مى‌گویند:] «اگر ما را از این خطر نجات دهى، قطعا از شاکران خواهیم بود.»///اوست آن که شما را در بر و بحر سیر می‌دهد تا آن‌گاه که در کشتی نشینید و کشتی با باد ملایمی سرنشینان را به حرکت آرد و آنها بدان شادمان و خوشوقت باشند ناگاه باد تندی بر کشتی بوزد و سرنشینان از هر جانب به امواج خطر در افتند و خود را در ورطه هلاکت ببینند آن زمان خدا را به اخلاص و دین فطرت بخوانند که (بار الها) اگر ما را از این خطر نجات بخشی دیگر همیشه شکر و سپاس تو خواهیم کرد.///او کسی است که شما را در خشکی و دریا سیر می‌دهد و چون در کشتی نشینید، کشتیها ایشان را با بادی خوش پیش برد، و به آن شادمان شوند، [آنگاه‌] تندبادی بر آن بوزد و موج از هر سو به سوی آنان آید، و دانند که از هر سو گرفتار شده‌اند، [آن وقت است که‌] خداوند را -در حالی که دین خود را برای او پاک و پیراسته دارندخوانند [و گویند] اگر از این [بلیه‌] نجاتمان دهی، بی‌شک از شاکران خواهیم بود///او کسی است که شما را در خشکی و دریا سیر می‌دهد؛ زمانی که در کشتی قرارمی‌گیرید، و بادهای موافق آنان را (بسوی مقصد) حرکت میدهد و خوشحال می‌شوند، ناگهان طوفان شدیدی می‌وزد؛ و امواج از هر سو به سراغ آنها می‌آید؛ و گمان می‌کنند هلاک خواهند شد؛ در آن هنگام، خدا را از روی اخلاص می‌خوانند که: «اگر ما را از این گرفتاری نجات دهی، حتما از سپاسگزاران خواهیم بود!»///او است آنکه می‌برد شما را در دشت و دریا تا گاهی که باشید در کشتی و روان شود بدیشان با بادی پاک (خوش) و شاد شوند بدان بیایدشان بادی تند و بیایدشان موج از هر سوی و پندارند که فراگرفته شدند (فروماندند) بخوانند خدای را پاک‌کنندگان دین برای او که اگر رهائیمان دادی از این هر آینه باشیم از شکرگزاران‌///او کسی است که شما را در خشکی و دریا همی می‌گرداند: تا هنگامی که در کشتی‌ها باشید و آنها با بادی پاکیزه و خوش آنان را ببرند و ایشان بدان شاد (کام) شوند. (به ناگاه) بادی سخت و هولناک بر آنان وزد و موج از هر سو بر ایشان بتازد و گمان کنند که در محاصره (ی آن) افتاده‌اند. (پس‌) خدا را پاکدلانه در طاعتشان می‌خوانند: «اگر ما را از این (ورطه) برهانی، همانا به‌راستی از سپاسگزاران خواهیم بود.» quran_en_fa But when he delivereth them, behold! they transgress insolently through the earth in defiance of right! O mankind! your insolence is against your own souls,- an enjoyment of the life of the present: in the end, to Us is your return, and We shall show you the truth of all that ye did. پس هنگامی که آنان را نجات بخشد، ناگهان در زمین به ناحق تجاوز و سرکشی می‌کنند. ای مردم! تجاوز و سرکشی شما فقط به زیان خود شماست؛ [چند روزی محدود از] کالای زندگی دنیا [بهره می‌برید]؛ آن گاه بازگشتتان به سوی ماست؛ پس شما را به اعمالی که همواره انجام می‌دادید، آگاه می‌کنیم.///پس هنگامی که آنان را نجات بخشد، ناگهان در زمین به ناحق تجاوز و سرکشی می‌کنند. ای مردم! تجاوز و سرکشی شما فقط به زیان خود شماست؛ [چند روزی محدود از] کالای زندگی دنیا [بهره می‌برید]؛ آن گاه بازگشتتان به سوی ماست؛ پس شما را به اعمالی که همواره انجام می‌دادید، آگاه می‌کنیم.///چون خدا آنها را برهاند، بینى که در زمین به ناحق سرکشى کنند. اى مردم، این سرکشى به زیان خودتان است. تمتعى است در این زندگى دنیوى. آنگاه همه به نزد ما بازمى‌گردید تا از کارهایى که مى‌کرده‌اید آگاهتان سازیم.///پس همین که نجاتشان داد، ناگهان در زمین به ناحق سرکشى مى‌کنند. اى مردم! سرکشى شما فقط به زیان خود شماست. تنها بهره‌اى [کوتاه‌] از زندگى دنیا مى‌برید و عاقبت بازگشت شما به سوى ما خواهد بود، پس شما را از آنچه انجام مى‌دادید با خبر خواهیم کرد///پس چون آنان را رهانید، ناگهان در زمین بناحق سرکشى مى‌کنند. اى مردم، سرکشى شما فقط به زیان خود شماست. شما بهره زندگى دنیا را [مى‌طلبید]. سپس بازگشت شما به سوى ما خواهد بود. پس شما را از آنچه انجام مى‌دادید باخبر خواهیم کرد.///پس چون خداوند نجاتشان داد، در زمین به ناحق سرکشى مى‌کنند. اى مردم! سرکشى شما فقط به زیان خودتان است. کامیابى زندگى دنیا [چند روزى بیش نیست]، سپس بازگشت شما به سوى ماست که شما را به عملتان آگاه خواهیم ساخت.///اما پس از آنکه خدا از غرق نجاتشان داد باز در زمین به نا حق ظلم و ستمگری آغاز کنند. ای مردم شما هر ظلم و ستم کنید منحصرا به نفس خویش کنید در پی متاع فانی دنیا، آن‌گاه در آخرت به سوی ما باز می‌گردید و شما را به آنچه می‌کرده‌اید آگاه می‌سازیم.///و چون نجاتشان دهد، آنگاه است که به ناحق در زمین سرکشی کنند، ای مردم بدانید که سرکشی‌تان به زیان شماست، بهره‌وری [کوتاهی از] زندگانی دنیاست، سپس بازگشتتان به سوی ماست و شما را از [حقیقت و نتیجه‌] کار و کردارتان آگاه می‌سازیم‌///اما هنگامی که خدا آنها را رهایی بخشید، (باز) به ناحق، در زمین ستم میکنند. ای مردم! ستمهای شما، به زیان خود شماست! از زندگی دنیا بهره (میبرید)، سپس بازگشت شما بسوی ماست؛ و ما، شما را به آنچه عمل میکردید، خبر میدهیم!///تا گاهی که رهائیشان داد ناگهان سرکشی کنند در زمین به ناحق ای مردم جز این نیست که ستم شما بر خویش کامیابی زندگانی دنیا است پس بسوی ما است بازگشت شما تا آگهیتان دهیم بدانچه بودید می‌کردید///پس چون آنان را رهانید، ناگهان در زمین به ناحق سرکشی می‌کنند. هان ای مردمان! سرکشی شما فقط به زیان خودتان است (که‌) بهره‌ی زندگی دنیا را (می‌جویید). سپس بازگشت شما تنها سوی ما خواهد بود. پس شما را از آنچه انجام می‌داده‌اید خبری مهم خواهیم داد. quran_en_fa The likeness of the life of the present is as the rain which We send down from the skies: by its mingling arises the produce of the earth- which provides food for men and animals: (It grows) till the earth is clad with its golden ornaments and is decked out (in beauty): the people to whom it belongs think they have all powers of disposal over it: There reaches it Our command by night or by day, and We make it like a harvest clean-mown, as if it had not flourished only the day before! thus do We explain the Signs in detail for those who reflect. در حقیقت، داستان زندگی دنیا [در زود گذر بودن] مانند آبی است که از آسمان نازل کردیم، پس گیاهان و روییدنی‌های زمین از آنچه مردم و چهارپایان از آن می‌خورند، با آن آب در آمیخت [و رشد و نمو یافت] تا آن گاه که زمین [سرسبزی و نهایت زیبایی و] زینتش را [از آن همه روییدنی‌های رنگارنگ هم چون عروس] بر خود گرفت، و اهل آن گمان کردند که قدرت [هر نوع بهره برداری را] از آن [چهره زیبا و آراسته] دارند، [که ناگهان] فرمان ما در شبی یا روزی [به صورت سرمایی سخت یا صاعقه‌ای آتش زا یا توفانی بنیان کن] به زمین رسید، پس همه گیاهان را به صورت گیاهان خشک درو شده درآوردیم که گویی دیروز [چنین زراعتی] وجود نداشته. این گونه نشانه‌ها [ی قدرت خود] را برای گروهی که می‌اندیشند، بیان می‌کنیم.///در حقیقت، داستان زندگی دنیا [در زود گذر بودن] مانند آبی است که از آسمان نازل کردیم، پس گیاهان و روییدنی‌های زمین از آنچه مردم و چهارپایان از آن می‌خورند، با آن آب در آمیخت [و رشد و نمو یافت] تا آن گاه که زمین [سرسبزی و نهایت زیبایی و] زینتش را [از آن همه روییدنی‌های رنگارنگ هم چون عروس] بر خود گرفت، و اهل آن گمان کردند که قدرت [هر نوع بهره برداری را] از آن [چهره زیبا و آراسته] دارند، [که ناگهان] فرمان ما در شبی یا روزی [به صورت سرمایی سخت یا صاعقه‌ای آتش زا یا توفانی بنیان کن] به زمین رسید، پس همه گیاهان را به صورت گیاهان خشک درو شده درآوردیم که گویی دیروز [چنین زراعتی] وجود نداشته. این گونه نشانه‌ها [ی قدرت خود] را برای گروهی که می‌اندیشند، بیان می‌کنیم.///مثل این زندگى دنیا مثل بارانى است که از آسمان نازل کنیم، تا بدان هر گونه رستنیها از زمین بروید، چه آنها که آدمیان مى‌خورند و چه آنها که چارپایان مى‌چرند. چون زمین پیرایه خویش برگرفت و آراسته شد و مردمش پنداشتند که خود قادر بر آن همه بوده‌اند، فرمان ما شب هنگام یا به روز دررسد و چنان از بیخش برکنیم که گویى دیروز در آن مکان هیچ چیز نبوده است. آیات را براى مردمى که مى‌اندیشند اینچنین تفصیل مى‌دهیم.///در حقیقت مثل زندگى دنیا مثل بارانى است که از آسمان نازل کردیم، پس گیاهان زمین از آنچه مردم و چهارپایان مى‌خورند با آن در آمیخت، [و سیراب شد] تا چون زمین رونق و زینت خود را گرفت و صاحبان زمین احساس کردند که محصولات را در چنگ خود دارند، [به ناگاه‌] فرم///در حقیقت، مثل زندگى دنیا بسان آبى است که آن را از آسمان فرو ریختیم، پس گیاه زمین -از آنچه مردم و دامها مى‌خورند- با آن درآمیخت، تا آنگاه که زمین پیرایه خود را برگرفت و آراسته گردید و اهل آن پنداشتند که آنان بر آن قدرت دارند، شبى یا روزى فرمان [ویرانى‌] ما آمد و آن را چنان درویده کردیم که گویى دیروز وجود نداشته است. این گونه نشانه‌ها [ى خود] را براى مردمى که اندیشه مى‌کنند به روشنى بیان مى‌کنیم.///مثل زندگى دنیا، همچون آبى است که از آسمان فرود آوردیم. پس گیاه زمین از آنچه مردم و چهارپایان مى‌خورند با آن در آمیخت [و رویید]، تا آنکه زمین [از آن گیاهان] زینت گرفت و اهل زمین پنداشتند که بر استفاده از آن توانایند. [ناگهان] فرمان ما شبى یا روزى آمد، پس آن را چنان درو کردیم که گویى دیروز گیاهى وجود نداشته است. ما این­گونه آیات خود را براى گروه اندیشمند تشریح مى‌کنیم.///محققا در مثل، زندگانی دنیا به آبی ماند که از آسمانها فرو فرستادیم تا به آن باران انواع مختلف گیاه زمین از آنچه آدمیان و حیوانات تغذیه کنند در هم رویند تا آن‌گاه که زمین (از خرمی و سبزی) به خود زیور بسته و آرایش کند و مردمش خود را بر آن قادر و متصرف پندارند ناگهان فرمان ما به شب یا روز در رسد و آن همه زیب و زیور زمین را دور کند و چنان خشک شود که گویی دیروز هیچ نبوده است. این گونه آیات خود را به تفصیل برای اهل فکرت بیان می‌کنیم.///همانا داستان زندگانی دنیا، همانند داستان آبی است که آن را از آسمان فرو فرستادیم و رستنیهای خاک از آنچه مردمان یا چارپایان می‌خورند، با آن درهم آمیخت [و انبوه شد] تا آنجا که زمین گل و شکوفه‌هایش را برآورد و آراسته گشت، و سپس اهلش گمان کردند که مهار کار در دست آنان است، [آنگاه‌] فرمان ما در شب یا روز در رسید و آن را چون محصول درو شده گرداندیم، گویی که دیروز هیچ چیز نبوده است، بدین‌سان آیات [خود] را برای اندیشه‌وران روشن و شیوا بیان می‌داریم‌///مثل زندگی دنیا، همانند آبی است که از آسمان نازل کرده‌ایم؛ که در پی آن، گیاهان (گوناگون) زمین -که مردم و چهارپایان از آن می‌خورند- می‌روید؛ تا زمانی که زمین، زیبایی خود را یافته و آراسته می‌گردد، و اهل آن مطمئن می‌شوند که می‌توانند از آن بهره‌مند گردند، (ناگهان) فرمان ما، شب‌هنگام یا در روز، (برای نابودی آن) فرامی‌رسد؛ (سرما یا صاعقه‌ای را بر آن مسلط می‌سازیم؛) و آنچنان آن را درو می‌کنیم که گویی دیروز هرگز (چنین کشتزاری) نبوده است! این گونه، آیات خود را برای گروهی که می‌اندیشند، شرح می‌دهیم!///جز این نیست که مثل زندگانی دنیا مانند آبی است که فرستادیمش از آسمان پس بیامیخت بدان روئیدنی زمین از آنچه می‌خورند مردم و چهارپایان تا گاهی که برگرفت زمین زیور خویش را و بیاراست خود را و پنداشتند اهلش که ایشانند توانایان بر آن بیامدش امر ما شبی یا روزی پس تباهش ساختیم چنانکه گوئی مسکون نبوده است دیروز بدینسان تفصیل دهیم آیتها را برای گروهی که تفکر کنند///مثل زندگی دنیا تنها بسان آبی است که آن را از آسمان فرو ریختیم. پس گیاه زمین - از آنچه مردمان و دام‌ها می‌خورند - با آن در آمیخت؛ تا آن‌گاه که زمین پیرایه‌ی خود را بر گرفت و بس آراسته گردید. و اهل آن پنداشتند که آنان بر آن توانایند. شبی یا روزی فرمان (ویرانی) ما آمد. پس آن را آن‌چنان درویده کردیم که گویی دیروز (هرگز) به آرامش وجود نداشته. این‌گونه نشانه‌ها (ی خود) را برای مردمی که اندیشه می‌کنند به روشنی جداسازی می‌کنیم. quran_en_fa But Allah doth call to the Home of Peace: He doth guide whom He pleaseth to a way that is straight. و خدا [مردم را] به سرای سلامت و امنیت [که بهشت عنبر سرشت است] دعوت می‌کند و هر که را بخواهد به راهی راست هدایت می‌نماید.///و خدا [مردم را] به سرای سلامت و امنیت [که بهشت عنبر سرشت است] دعوت می‌کند و هر که را بخواهد به راهی راست هدایت می‌نماید.///خداوند به سراى سلامت فرا مى‌خواند و هر که را بخواهد به راه راست هدایت مى‌کند.///و خداوند به سراى سلامت [و بهشت‌] مى‌خواند و هر که را بخواهد به راه راست هدایت مى‌کند///و خدا [شما را] به سراى سلامت فرا مى‌خواند، و هر که را بخواهد به راه راست هدایت مى‌کند.///و خداوند [مردم را] به سرای سلامت و سعادت، [بهشت] مى‌خواند. و هر که را بخواهد، به راه راست هدایت مى‌کند.///و خدا به سر منزل سعادت و سلامت می‌خواند و هر که را می‌خواهد به راه مستقیم هدایت می‌کند.///و خداوند به سوی دارالسلام [سرای سلامت، بهشت‌] می‌خواند و هرکس را که بخواهد به راه راست هدایت می‌کند///و خداوند به سرای صلح و سلامت دعوت می‌کند؛ و هر کس را بخواهد (و شایسته و لایق ببیند)، به راه راست هدایت می‌نماید.///و خدا می‌خواند بسوی خانه آرامش و هدایت کند هر که را خواهد بسوی راهی راست‌///و خدا به خانه‌ی (پایانی) سلامتی می‌خواند و هر کس را بخواهد فراسوی راهی راست هدایت می‌کند. quran_en_fa To those who do right is a goodly (reward)- Yea, more (than in measure)! No darkness nor shame shall cover their faces! they are companions of the garden; they will abide therein (for aye)! برای کسانی که نیکی کردند، [بهترین] پاداش و افزون [بر آن] است؛ و چهره آنان را سیاهی و خواری نمی‌پوشاند؛ آنان اهل بهشت اند [و] در آن جاودانه‌اند.///برای کسانی که نیکی کردند، [بهترین] پاداش و افزون [بر آن] است؛ و چهره آنان را سیاهی و خواری نمی‌پوشاند؛ آنان اهل بهشت اند [و] در آن جاودانه‌اند.///پاداش آنان که نیکى مى‌کنند نیکى است و چیزى افزون بر آن. نه سیه‌روى شوند و نه خوار. اینان اهل بهشتند و در آن جاویدانند.///براى آنان که کار نیک کرده‌اند عاقبت نیکوتر و بیش از آن هست، و سیه رویى و خوارى چهره‌هایشان را نمى‌گیرد. آنها اهل بهشتند و در آن جاودانه خواهند بود///براى کسانى که کار نیکو کرده‌اند، نیکویى [بهشت‌] و زیاده [بر آن‌] است. چهره‌هایشان را غبارى و ذلتى نمى‌پوشاند. اینان اهل بهشتند [و] در آن جاودانه خواهند بود.///براى آنان که نیکى کنند، پاداشى نیکوتر و افزون‌تر خواهد بود. و بر چهره‌ى آنان غبار ذلت و خوارى ننشیند. آنان اهل بهشتند و همیشه در آنجایند.///مردم نیکوکار به نیکوترین پاداش عمل خود و زیادتیی (از لطف خدا) نایل شوند و هرگز بر رخسار آنها گرد خجلت و ذلت ننشیند، آنانند اهل بهشت و در آنجا تا ابد متنعمند.///برای نیکوکاران بهشت و [نعمتی‌] افزونتر هست، و بر چهره آنان غبار [رنج‌] و خواری ننشیند، اینان بهشتیانند و در آن جاودانه‌اند///کسانی که نیکی کردند، پاداش نیک و افزون بر آن دارند؛ و تاریکی و ذلت، چهره‌هایشان را نمی‌پوشاند؛ آنها اهل بهشتند، و جاودانه در آن خواهند ماند.///برای آنان که نکوئی کردند نکوئی است و فزونی و ننشیند بر چهره‌های ایشان گرد پریشانی و نه خواری آنان یاران بهشتند و در آنند جاودانان‌///برای کسانی که نیکی کرده‌اند، (پاداش) نیکوتر و فزون‌تر (از آن) است و چهره‌هایشان را نقصان و کدورت و ذلتی نمی‌پوشاند. اینان همدمان بهشتند و در آن جاودانه‌اند. quran_en_fa But those who have earned evil will have a reward of like evil: ignominy will cover their (faces): No defender will they have from (the wrath of) Allah: Their faces will be covered, as it were, with pieces from the depth of the darkness of night: they are companions of the Fire: they will abide therein (for aye)! و کسانی که مرتکب بدی‌ها شدند، کیفر هر بدی مانند همان بدی است و خواری آنان را فرامی گیرد، برای آنان از [خشم و عذاب] خدا هیچ حافظ و نگه دارنده‌ای نخواهد بود؛ گویی چهره هایشان با پاره هایی از شب تاریک پوشیده شده؛ آنان اهل آتش اند و در آن جاودانه‌اند.///و کسانی که مرتکب بدی‌ها شدند، کیفر هر بدی مانند همان بدی است و خواری آنان را فرامی گیرد، برای آنان از [خشم و عذاب] خدا هیچ حافظ و نگه دارنده‌ای نخواهد بود؛ گویی چهره هایشان با پاره هایی از شب تاریک پوشیده شده؛ آنان اهل آتش اند و در آن جاودانه‌اند.///و براى آنان که مرتکب بدیها شوند، پاداش هر بدى همانند آن است و خوارى بر آنها چیره مى‌شود. کسى آنها را از خشم خدا نگه نمى‌دارد، چنان شوند که گویى صورتشان در پاره‌اى از شب تاریک پوشیده شده است. اینان اهل جهنمند و جاودانه در آن هستند.///و کسانى که کارهاى بد کردند، جزاى هر بدى همانند آن است و خوارى آنها را فرا مى‌گیرد. در مقابل خدا هیچ کس حامى آنها نیست. چنان شوند که گویى چهره‌هایشان با پاره‌هایى از شب ظلمانى پوشیده شده است. آنها اهل آتشند و در آن جاودانند///و کسانى که مرتکب بدیها شده‌اند، [بدانند که‌] جزاى [هر] بدى مانند آن است و خوارى آنان را فرو مى‌گیرد. در مقابل خدا، هیچ حمایتگرى براى ایشان نیست. گویى چهره‌هایشان با پاره‌اى از شب تار پوشیده شده است. آنان همدم آتشند، که در آن جاودانه خواهند بود.///و آنان که به دنبال کسب بدى‌ها رفتند، به قدر همان بدى‌ها مجازات دارند، و غبار ذلت و خوارى آنان را فرامى‌گیرد. از قهر خداوند، پناه‌دهنده‌اى ندارند، گویا چهره‌هایشان با پاره‌هایى از شب تیره پوشانده شده است. آنان اهل دوزخند و در آن جاودانه‌اند.///و کسانی که مرتکب اعمال بد شدند به قدر همان اعمال زشت مجازات شوند و گرد خواری و رسوایی بر رخسارشان نشیند، و نگهبانی از (عذاب) خدا نیابند، گویی روی آنها را قطعه‌هایی از شب ظلمانی پوشانده‌اند، آنان اهل آتش دوزخ و در آن همیشه معذبند.///و بدکرداران [بدانند که‌] جزای بدی همانند آن است، و بر چهره‌های آنان غبار خواری نشیند، در برابر خداوند پشت و پناهی ندارند، گویی چهره‌های آنان با تکه‌هایی از شب تاریک پوشیده شده است، اینان دوزخیانند و در آن جاودانه‌اند///اما کسانی که مرتکب گناهان شدند، جزای بدی بمقدار آن دارند؛ و ذلت و خواری، چهره آنان را می‌پوشاند؛ و هیچ چیز نمی‌تواند آنها را از (مجازات) خدا نگه دارد! (چهره‌هایشان آنچنان تاریک است که) گویی با پاره‌هایی از شب تاریک، صورت آنها پوشیده شده! آنها اهل دوزخند؛ و جاودانه در آن خواهند ماند!///و آنان که بدیها کردند کیفر هر بدی همانند آن است و دستخوششان سازد خواری نیستشان از خدا نگهدارنده‌ای گوئیا پوشیده است رویهای آنان با پاره‌هائی از شب تار آنانند یاران آتش ایشانند در آن جاودانان‌///و کسانی که دستاوردشان بدی‌ها بوده، جزای بدی‌ای (دست بالا) مانند همان است، و خواری آنان را به‌ناچار فراگیرد (و) از سوی خدا هیچ نگهبانی برایشان نیست‌؛ گویی چهره‌ها‌شان با پاره‌هایی از شب بس تاریک‌کننده پوشیده شده است. آنان همدمان آتشند، (و هم) ایشان در آن جاودانه‌اند. quran_en_fa One day shall We gather them all together. Then shall We say to those who joined gods (with Us): "To your place! ye and those ye joined as 'partners' We shall separate them, and their "Partners" shall say: "It was not us that ye worshipped! و [یاد کن] روزی را که همه آنان را [در قیامت] جمع می‌کنیم، آن گاه به مشرکان می‌گوییم: شما و معبودانتان در جایگاه خود بایستید؛ پس میان آنان و معبودشان جدایی می‌اندازیم، و معبودانشان به آنان خطاب می‌کنند: شما در دنیا ما را نمی‌پرستیدید [بلکه شیطان و هوای نفس خود را می‌پرستیدید.]///و [یاد کن] روزی را که همه آنان را [در قیامت] جمع می‌کنیم، آن گاه به مشرکان می‌گوییم: شما و معبودانتان در جایگاه خود بایستید؛ پس میان آنان و معبودشان جدایی می‌اندازیم، و معبودانشان به آنان خطاب می‌کنند: شما در دنیا ما را نمی‌پرستیدید [بلکه شیطان و هوای نفس خود را می‌پرستیدید.]///و روزى همه آنها را در محشر گرد آوریم. سپس مشرکان را گوییم: شما و بتهایتان در مکان خود قرار گیرید. سپس آنها را از یکدیگر جدا مى‌کنیم و بتهایشان مى‌گویند: شما هرگز ما را نمى‌پرستیده‌اید.///و روزى که همه آنها را گرد مى‌آوریم، آن‌گاه به کسانى که شرک ورزیده‌اند مى‌گوییم: شما و شریکانتان در جاى خود بایستید. سپس آنها را از هم جدا مى‌کنیم، و شریکان آنها مى‌گویند: [در حقیقت‌] شما ما را نمى‌پرستیدید [بلکه هواى نفس خود را مى‌پرستیدید]///و [یاد کن‌] روزى را که همه آنان را گرد مى‌آوریم. آنگاه به کسانى که شرک ورزیده‌اند مى‌گوییم: «شما و شریکانتان بر جاى خود باشید» پس میان آنها جدایى مى‌افکنیم. و شریکان آنان مى‌گویند: «در حقیقت، شما ما را نمى‌پرستیدید.»///و روزى که همه را گرد هم آوریم، به مشرکان مى‌گوییم: شما و شریکانى که براى خدا مى‌پنداشتید، در جاى خود بمانید، پس میانشان جدایى مى‌افکنیم و معبودها [به مشرکین] مى‌گویند: «شما [در حقیقت] ما را نمى‌پرستیدید، [بلکه در پى هوس‌ها و اوهام خود بودید].///و ما روزی همه خلق را جمع آریم آن‌گاه به مشرکان گوییم: شما و بتهاتان در مکان خود بایستید، سپس میانشان جدایی افکنیم، و بتان و سایر معبودان باطل زبان گشوده گویند: شما هرگز ما را پرستش نمی‌کردید.///و روزی که همگی آنان را محشور گردانیم، آنگاه به مشرکان گوییم شما و شریکانی که قائل بودید، باشید و بنگرید، سپس بین ایشان جدایی اندازیم و شریکانی که ایشان قائل بوده‌اند گویند شما [به حقیقت‌] ما را نپرستیده‌اید///(به خاطر بیاورید) روزی را که همه آنها را جمع می‌کنیم، سپس به مشرکان می‌گوییم: «شما و معبودهایتان در جای خودتان باشید (تا به حسابتان رسیدگی شود!)» سپس آنها را از هم جدا می‌سازیم (و از هر یک جداگانه سؤال می‌کنیم). و معبودهایشان (به آنها) می‌گویند: «شما (هرگز) ما را عبادت نمی‌کردید!»///و روزی که گردشان آریم همگی پس گوئیم بدانان که شرک ورزیدند بر جای خود ایستید شما و شریکان شما سپس جدائی افکنیم میانشان و گویند شریکان ایشان نبودید شما ما را پرستش‌کنندگان‌///و (یاد کن) روزی را که همه‌ی آنان را گرد (هم) آوریم، سپس به کسانی که شرک ورزیده‌اند گوییم: «شما و شریکانتان بر جایگاهتان هم‌چنان باشید.» پس میانشان جدایی افکندیم و شریکانشان گفتند: «شما تنها ما را نمی‌پرستیدید.» quran_en_fa "Enough is Allah for a witness between us and you: we certainly knew nothing of your worship of us!" پس خدا میان ما و شما از جهت شهادت کافی است که ما یقینا از پرستش شما نسبت به خود بی خبر بودیم.///پس خدا میان ما و شما از جهت شهادت کافی است که ما یقینا از پرستش شما نسبت به خود بی خبر بودیم.///خدا به شهادت میان ما و شما کافى است که ما از پرستش شما هرگز آگاه نبوده‌ایم.///و خدا به شهادت میان ما و شما کافى است. حقیقتا ما از عبادت شما بى‌خبر بودیم/// «و گواهى خدا میان ما و میان شما بس است. به راستى ما از عبادت شما بى‌خبر بودیم.»///گواهى خدا میان ما و شما کافى است، به راستى ما از پرستش شما بى‌خبر بودیم.»///پس شهادت و حکم خدا میان ما و شما کفایت کند که ما از پرستش شما غافل بودیم.///آری خداوند بین ما و شما گواه بس که ما از عبادت شما به کلی بی‌خبر بودیم‌///(آنها در پاسخ می‌گویند:) همین بس که خدا میان ما و شما گواه باشد، اگر ما از عبادت شما غافل بودیم!///و بس است خداوند گواهی میان ما و میان شما که بودیم از پرستش شما بی‌خبران‌///«پس گواهی خدا میان ما و میان شما بس است، اگر ما از عبادتتان همی غافل بوده‌ایم.» quran_en_fa There will every soul prove (the fruits of) the deeds it sent before: they will be brought back to Allah their rightful Lord, and their invented falsehoods will leave them in the lurch. آنجاست که هر کسی [به پاداش] هر عملی که از پیش فرستاده گرفتار آید، همه به سوی خدا سرپرست حقیقی خود بازگردانده می‌شوند، و آنچه را همواره به دروغ شریک خدا انگاشته بودند [گم شده] از دستشان می‌رود.///آنجاست که هر کسی [به پاداش] هر عملی که از پیش فرستاده گرفتار آید، همه به سوی خدا سرپرست حقیقی خود بازگردانده می‌شوند، و آنچه را همواره به دروغ شریک خدا انگاشته بودند [گم شده] از دستشان می‌رود.///در آنجا هر کس هر چه کرده است پاداشش را خواهد دید و همه را به سوى خدا مولاى حقیقیشان بازمى‌گردانند و همه آن بتان که به باطل مى‌پرستیدند نابود مى‌شوند.///آن جاست که هر کسى آنچه را از پیش فرستاده است بازیابد و [همه‌] به سوى خدا، مولاى حقیقى خود بازگردانده شوند و آنچه به دروغ مى‌ساختند از دستشان برود///آنجاست که هر کسى آنچه را از پیش فرستاده است مى‌آزماید، و به سوى خدا مولاى حقیقى خود بازگردانیده مى‌شوند، و آنچه به دروغ برمى‌ساخته‌اند از دستشان به در مى‌رود.///آنجا هر کس به [جزاى] آنچه از پیش فرستاده، مبتلا شود و به سوى سرپرست حقیقى خودشان [خداوند] برگردانده شوند. و آنچه به افترا و دروغ، خدا مى‌پنداشتند، از پیش چشمشان محو گردد.///در آن روز هر شخصی جزاء اعمال نیک و بدی که پیش از این کرده خواهد دید و همه به سوی خدا معبود و مولای حقیقی خود بازگردانده شوند، و خدایان باطل که به دروغ به خدایی می‌بستند همه از دستشان برود.///آنجاست که هر کسی جزای آنچه در گذشته انجام داده است، می‌چشد، و به پیشگاه خداوند که سرور راستین آنهاست، بازبرده شوند، و بر ساخته‌هایشان بر باد رود و از دید آنان ناپدید شود///در آن جا، هر کس عملی را که قبلا انجام داده است، می‌آزماید. و همگی بسوی «الله» -مولا و سرپرست حقیقی خود- بازگردانده می‌شوند؛ و چیزهایی را که بدروغ همتای خدا قرار داده بودند، گم و نابود می‌شوند!///اینجاست که می‌آزماید همه کس آنچه را پیش فرستاده است و بازگردانیده شوند بسوی خدا سرپرست ایشان به حق و گم شد از ایشان آنچه بودند دروغ می‌بستند///آنجاست که هر کس آنچه را (از گناهان) واپس نهاده است به حقیقت دریابد و سوی خدا - مولای حقشان - بازگردانیده شدند. و آنچه افترا می‌زده‌اند از نظرشان گم گشت. quran_en_fa Say: "Who is it that sustains you (in life) from the sky and from the earth? or who is it that has power over hearing and sight? And who is it that brings out the living from the dead and the dead from the living? and who is it that rules and regulates all affairs?" They will soon say, "Allah". Say, "will ye not then show piety (to Him)?" بگو: کیست که شما را از آسمان و زمین روزی می‌دهد؟ یا کیست که بر گوش‌ها و چشم‌ها مالکیت و حکومت دارد؟ و کیست که زنده را از مرده، و مرده را از زنده بیرون می‌آورد؟ و کیست که همواره امور [جهان هستی] را تدبیر می‌کند؟ به زودی خواهند گفت: خدا! پس بگو: آیا [از پرستش غیر او] نمی‌پرهیزید؟!///بگو: کیست که شما را از آسمان و زمین روزی می‌دهد؟ یا کیست که بر گوش‌ها و چشم‌ها مالکیت و حکومت دارد؟ و کیست که زنده را از مرده، و مرده را از زنده بیرون می‌آورد؟ و کیست که همواره امور [جهان هستی] را تدبیر می‌کند؟ به زودی خواهند گفت: خدا! پس بگو: آیا [از پرستش غیر او] نمی‌پرهیزید؟!///بگو: چه کسى از آسمان و زمین به شما روزى مى‌دهد؟ کیست که شنوایى و بینایى مى‌بخشد؟ زنده را از مرده پدید مى‌آرد و مرده را از زنده و کارها را به سامان مى‌آورد؟ خواهند گفت: الله. بگو: آیا پروا نمى‌کنید؟///بگو: کیست که از آسمان و زمین به شما روزى مى‌دهد؟ یا کیست مالک گوش‌ها و چشم‌ها و کیست که زنده را از مرده و مرده را از زنده بر مى‌آورد؟ و کیست که تدبیر امور مى‌کند؟ حتما خواهند گفت: خدا. بگو: پس چرا [از شرک‌] پرهیز نمى‌کنید///بگو: «کیست که از آسمان و زمین به شما روزى مى‌بخشد؟ یا کیست که حاکم بر گوشها و دیدگان است؟ و کیست که زنده را از مرده بیرون مى‌آورد و مرده را از زنده خارج مى‌سازد؟ و کیست که کارها را تدبیر مى‌کند؟» خواهند گفت: «خدا» پس بگو: «آیا پروا نمى‌کنید؟»///بگو: «چه کسى از آسمان و زمین، شما را روزى مى‌دهد؟ یا چه کسى مالک گوش و چشم‌هاست؟ و چه کسى زنده را از مرده، و مرده را از زنده، بیرون مى‌آورد؟ و چه کسى کار هستى را سامان مى‌دهد؟» خواهند گفت: «خدا.» بگو: «آیا از کیفر پرستش غیر خدا، پروا نمى‌کنید؟»///مشرکان را بگو: کیست که از آسمان و زمین به شما روزی می‌دهد؟ یا کیست که گوش و چشمها عطا می‌کند؟ و کیست که از مرده زنده و از زنده مرده برمی‌انگیزد؟ و کیست که فرمانش عالم آفرینش را منظم می‌دارد؟ پس خواهند گفت: خدای یکتاست. به آنها بگو: پس چرا خدا ترس نمی‌شوید؟///بگو چه کسی شما را از آسمان و زمین روزی می‌دهد، یا کیست که بر گوشها و چشمها حاکم است؟ و کیست که زنده را از مرده و مرده را از زنده بر می‌آورد، و کیست که کار [جهان‌] را تدبیر می‌کند، زودا که خواهند گفت خدا، بگو پس چرا پروا نمی‌کنید؟///بگو: «چه کسی شما را از آسمان و زمین روزی می‌دهد؟ یا چه کسی مالک (و خالق) گوش و چشمهاست؟ و چه کسی زنده را از مرده، و مرده را از زنده بیرون می‌آورد؟ و چه کسی امور (جهان) را تدبیر می‌کند؟» بزودی (در پاسخ) می‌گویند: «خدا»، بگو: «پس چرا تقوا پیشه نمی‌کنید (و از خدا نمی‌ترسید)؟!///بگو که روزی دهد شما را از آسمان و زمین یا کیست مالک گوش و دیدگان و که برون آرد زنده را از مرده و مرده را از زنده و که تدبیر کند کار را بزودی گویند خدا بگو پس چرا پرهیز نمی‌کنید///بگو: «کیست که از آسمان و زمین شما را روزی می‌دهد؟ یا کیست که مالک گوش‌ها و دیدگان (تان) است‌؟ و کیست که زنده را از مرده بیرون می‌آورد و مرده را از زنده بیرون می‌آورد؟ و کیست که کار (خلقت) را تدبیر می‌کند؟» پس خواهند گفت: «خداست.» پس بگو: «آیا پروا نمی‌کنید؟» quran_en_fa Such is Allah, your real Cherisher and Sustainer: apart from truth, what (remains) but error? How then are ye turned away? این است خدا، پروردگار حقیقی شما، بنابراین بعد از حق چیزی جز گمراهی و ضلالت وجود دارد؟ پس چگونه شما را از حق بازمی گردانند؟///این است خدا، پروردگار حقیقی شما، بنابراین بعد از حق چیزی جز گمراهی و ضلالت وجود دارد؟ پس چگونه شما را از حق بازمی گردانند؟///این الله پروردگار حقیقى شماست، بعد از حقیقت جز گمراهى چیست؟ پس به کجا روى مى‌آورید؟///پس آن خداى یکتا، پروردگار حقیقى شماست، و از حق که بگذرى جز ضلال چیست؟ پس به کجا منحرف مى‌شوید///این است خدا، پروردگار حقیقى شما، و بعد از حقیقت جز گمراهى چیست؟ پس چگونه [از حق‌] بازگردانیده مى‌شوید؟///پس این چنین خداوند، به حق، پروردگار شماست. و پس از حق، جز گمراهى چیست؟ پس چگونه [از حق] بازگردانده مى‌شوید؟!///چنین خدای قادر یکتایی به حقیقت پروردگار شماست و بعد از حق و حقیقت چه باشد غیر گمراهی؟ پس به کجا می‌برندتان؟///این چنین است خداوند که پروردگار راستین شماست، و پس از حق غیر از گمراهی چیست، پس چگونه به بیراهه می‌روید///آن است خداوند، پروردگار حق شما (دارای همه این صفات)! با این حال، بعد از حق، چه چیزی جز گمراهی وجود دارد؟! پس چرا (از پرستش او) روی گردان می‌شوید؟!///این است خدا پروردگار شما به حق و چیست پس از حق جز گمراهی پس به کدام سوی گردانیده می‌شوید///پس این خدا پروردگار شما، تمامی حق است و بعد از حق (مطلق) جز گمراهی چیست‌؟ پس چگونه و به‌کجا و چه زمانی (از حق) باز گردانیده می‌شوید؟ quran_en_fa Thus is the word of thy Lord proved true against those who rebel: Verily they will not believe. این گونه فرمان قاطعانه پروردگارت درباره فاسقان محقق و ثابت شد که اینان [به سبب گناه و لجاجت] ایمان نمی‌آورند.///این گونه فرمان قاطعانه پروردگارت درباره فاسقان محقق و ثابت شد که اینان [به سبب گناه و لجاجت] ایمان نمی‌آورند.///پس سخن پروردگار تو درباره عصیانگران که گفت: اینان ایمان نمى‌آورند، به حقیقت پیوست.///این گونه سخن پروردگارت در باره‌ى کسانى که نافرمانى [و لجاجت‌] کردند به حقیقت پیوست که آنها ایمان نخواهند آورد///این گونه سخن پروردگارت بر کسانى که نافرمانى کردند به حقیقت پیوست، [چرا] که آنان ایمان نمى‌آورند.///بدین­سان حکم و سخن پروردگارت بر آنان که نافرمانى کردند، محقق شد، که آنان ایمان نمى‌آورند.///این چنین حکم شقاوت و کلمه عذاب بر فاسقان محقق شد که دیگر ایمان نمی‌آورند.///بدین‌سان سخن [حکم‌] پروردگارت بر نافرمانان تحقق یافت که ایمان نمی‌آورند///اینچنین فرمان پروردگارت بر فاسقان مسلم شده که آنها (پس از این همه لجاجت و گناه)، ایمان نخواهند آورد!///بدینسان استوار شد سرنوشت پروردگار تو بر آنان که نافرمانی کردند که ایشان ایمان نمی‌آورند///این گونه سخن پروردگارت بر (سر و سامان) کسانی که نافرمانی (عمدی و مدام) کردند تحقق یافت، که آنان بی‌گمان ایمان نمی‌آورند (زیرا دل‌هاشان سراسر سیاه گشته). quran_en_fa Say: "Of your 'partners', can any originate creation and repeat it?" Say: "It is Allah Who originates creation and repeats it: then how are ye deluded away (from the truth)?" بگو: آیا از معبودهای شما کسی هست که جهان آفرینش را ایجاد نماید و سپس آن را [پس ازفانی شدن، به قیامت] بازگرداند؟ بگو: فقط خداست که جهان آفرینش را می‌آفریند سپس آن را [پس از فنا] بازمی گرداند، پس چگونه [از حق] منصرفتان می‌کنند؟///بگو: آیا از معبودهای شما کسی هست که جهان آفرینش را ایجاد نماید و سپس آن را [پس ازفانی شدن، به قیامت] بازگرداند؟ بگو: فقط خداست که جهان آفرینش را می‌آفریند سپس آن را [پس از فنا] بازمی گرداند، پس چگونه [از حق] منصرفتان می‌کنند؟///بگو: آیا از این بتان شما کسى هست که چیزى را بیافریند، و باز زنده کند؟ بگو: خداى یکتا مخلوقات را مى‌آفریند و باز زنده مى‌کند. پس چگونه از حق منحرفتان مى‌کنند؟///بگو: آیا از معبودان شما کسى هست که آفرینش را آغاز کند و سپس آن را برگرداند؟ بگو: خداست که آفرینش را آغاز مى‌کند و باز آن را بر مى‌گرداند، پس به کجا منحرف مى‌شوید///بگو: «آیا از شریکان شما کسى هست که آفرینش را آغاز کند و سپس آن را برگرداند؟» بگو: «خداست که آفرینش را آغاز مى‌کند و باز آن را برمى‌گرداند. پس چگونه [از حق‌] بازگردانیده مى‌شوید؟»///بگو: «آیا از معبودهایى که شما شریک خدا قرار داده‌اید، کسى هست که بتواند آفرینش را آغاز کند، سپس آن را بازگرداند؟» بگو: «[فقط] خداوند، آفرینش را آغاز مى‌کند و سپس بازمى‌گرداند. پس چرا [از حق] بازگردانده مى‌شوید؟!»///بگو که آیا هیچ یک از بتان و خدایان شما بر این کار قادر است که در آغاز خلق را بیافریند و سرانجام برگرداند؟ بگو: تنها خدای یکتاست که در اول خلایق را خلق کرده آن گاه همه را (به سوی خود) بازمی‌گرداند، پس کجا می‌گردانندتان؟///بگو آیا از شریکانی که قائل شده‌اید کسی هست که آفرینش را آغاز کند و سپس باز گرداند؟ بگو [فقط] خداوند است که آفرینش را آغاز می‌کند و سپس باز می‌گرداند، پس چگونه به بیراهه می‌روید؟///بگو: «آیا هیچ یک از معبودهای شما، آفرینش را ایجاد می‌کند و سپس بازمی‌گرداند؟!» بگو: «تنها خدا آفرینش را ایجاد کرده، سپس بازمی‌گرداند؛ با این حال، چرا از حق روی‌گردان می‌شوید؟!»///بگو آیا هست از شریکان شما آنکه آغاز کند آفرینش را و سپس بازش گرداند بگو خدا است که آغاز کند آفرینش را و سپس باز همی‌گرداند پس کجا به دروغ رانده می‌شوید///بگو: «آیا از شریکانتان کسی هست که آفرینش را آغاز کند، سپس آن را برگرداند؟» بگو: «خداست که آفرینش را آغاز می‌کند، و سپس آن را باز پس می‌گرداند. پس کی و کجا (از حق) به گزاف بازگردانیده می‌شوید؟» quran_en_fa Say: "Of your 'partners' is there any that can give any guidance towards truth?" Say: "It is Allah Who gives guidance towards truth, is then He Who gives guidance to truth more worthy to be followed, or he who finds not guidance (himself) unless he is guided? what then is the matter with you? How judge ye?" بگو: آیا از معبودان شما کسی هست که به سوی حق هدایت کند؟ بگو: فقط خداست که به سوی حق هدایت می‌کند؛ پس آیا کسی که به سوی حق هدایت می‌کند، برای پیروی شدن شایسته‌تر است یا کسی که هدایت نمی‌یابد مگر آنکه هدایتش کنند؟ شما را چه شده؟ چگونه [بدون بصیرت و دانش] داوری می‌کنید؟///بگو: آیا از معبودان شما کسی هست که به سوی حق هدایت کند؟ بگو: فقط خداست که به سوی حق هدایت می‌کند؛ پس آیا کسی که به سوی حق هدایت می‌کند، برای پیروی شدن شایسته‌تر است یا کسی که هدایت نمی‌یابد مگر آنکه هدایتش کنند؟ شما را چه شده؟ چگونه [بدون بصیرت و دانش] داوری می‌کنید؟///بگو: آیا از این بتان شما کسى هست که به حق راه نماید؟ بگو: خدا به حق راه مى‌نماید. آیا آن که به حق راه مى‌نماید به متابعت سزاوارتر است یا آن که به حق راه نمى‌نماید و خود نیز نیازمند هدایت است؟ شما را چه مى‌شود؟ چگونه حکم مى‌کنید؟///بگو: آیا از معبودان شما کسى هست که به سوى حق رهبرى کند؟ بگو: خداست که به سوى حق رهبرى مى‌کند. پس آیا کسى که به سوى حق رهبرى مى‌کند سزاوارتر است مورد پیروى قرار گیرد یا کسى که راه نمى‌یابد مگر آن که هدایتش کنند؟ شما را چه شده است، چگونه حکم مى‌کنید///بگو: «آیا از شریکان شما کسى هست که به سوى حق رهبرى کند؟» بگو: «خداست که به سوى حق رهبرى مى‌کند» پس، آیا کسى که به سوى حق رهبرى مى‌کند سزاوارتر است مورد پیروى قرار گیرد یا کسى که راه نمى‌نماید مگر آنکه [خود] هدایت شود؟ شما را چه شده، چگونه داورى مى‌کنید؟///بگو: «آیا از معبودهایى که شما شریک خدا قرار داده‌اید، کسى هست که به سوى حق هدایت کند؟» بگو: «[فقط] خداوند به حق هدایت مى‌کند. پس آیا کسى که به سوى حق هدایت مى‌کند، براى پیروى شایسته‌تر است، یا کسى که هدایت نمی‌شود، مگر آنکه هدایتش کنند؟ شما را چه می‌شود؟ چگونه حکم می‌کنید؟!»///باز بگو: آیا هیچ یک از بتان و خدایان شما مشرکان (کسی را) به راه حق هدایت تواند کرد؟ بگو: تنها خداست که به راه حق هدایت می‌کند، آیا آن که به راه حق رهبری می‌کند سزاوارتر به پیروی است یا آن که خود هدایت نیابد مگر آنکه هدایتش کنند؟ پس شما مشرکان را چه شده، چگونه قضاوت می‌کنید؟///بگو آیا از شریکانی که قائل شده‌اید کیست که به راه حق هدایت کند؟ بگو خداوند است که به راه حق هدایت می‌کند، آیا کسی که به راه حق هدایت می‌کند، سزاوارتر است که از او پیروی شود یا کسی که راه نمی‌برد مگر آنکه راه برده شود، شما را چه می‌شود، چگونه داوری می‌کنید؟///بگو: «آیا هیچ یک از معبودهای شما، به سوی حق هدایت می‌کند؟! بگو: «تنها خدا به حق هدایت می‌کند! آیا کسی که هدایت به سوی حق می‌کند برای پیروی شایسته‌تر است، یا آن کس که خود هدایت نمی‌شود مگر هدایتش کنند؟ شما را چه می‌شود، چگونه داوری می‌کنید؟!»///بگو آیا هست از شریکان شما آنکه هدایت کند بسوی حق بگو خدا هدایت کند بسوی حق آیا آنکه هدایت کند بسوی حق سزاوارتر است که پیروی شود یا آنکه خود راه نبرد تا رهبریش کنند چه شود شما را چگونه حکم کنید///بگو: «آیا از شریکان شما کسی هست که سوی حق رهنمون کند؟» بگو: «خداست که - پایاپا - به حق رهبری می‌کند.» پس آیا کسی که به سوی حق رهبری می‌کند سزاوارتر است پیروی شود یا کسی که راه نمی‌یابد مگر آنکه (خود) راهنمایی شود؟ پس شما را چه شده (و) چگونه داوری می‌کنید؟ quran_en_fa But most of them follow nothing but fancy: truly fancy can be of no avail against truth. Verily Allah is well aware of all that they do. و بیشتر آنان [در عقاید و آرایشان] جز از گمان و ظن پیروی نمی‌کنند، یقینا گمان و ظن به هیچوجه انسان را از حق بی نیاز نمی‌کند، [و جای معرفت و دانش را نمی‌گیرد] مسلما خدا به آنچه انجام می‌دهند، داناست.///و بیشتر آنان [در عقاید و آرایشان] جز از گمان و ظن پیروی نمی‌کنند، یقینا گمان و ظن به هیچوجه انسان را از حق بی نیاز نمی‌کند، [و جای معرفت و دانش را نمی‌گیرد] مسلما خدا به آنچه انجام می‌دهند، داناست.///بیشترشان فقط تابع گمانند، و گمان نمى‌تواند جاى حق را بگیرد. هر آینه خدا به کارى که مى‌کنند آگاه است.///و بیشترشان فقط تابع گمانند، و گمان به هیچ وجه [آدمى را] از حقیقت بى‌نیاز نمى‌گرداند. همانا خدا به آنچه مى‌کنند داناست///و بیشترشان جز از گمان پیروى نمى‌کنند [ولى‌] گمان به هیچ وجه [آدمى را] از حقیقت بى‌نیاز نمى‌گرداند. آرى، خدا به آنچه مى‌کنند داناست.///و بیشتر آنان، جز از گمان پیروى نمى‌کنند. قطعا گمان به هیچ وجه [انسان را] ازحقیقت بى‌نیاز نمى‌کند. همانا خداوند به آنچه مردم انجام مى‌دهند، آگاه است.///و اکثر این مردم جز از خیال و گمان باطل خود از چیزی پیروی نمی‌کنند در صورتی که گمان و خیالات موهوم هیچ از حق بی‌نیاز نمی‌گرداند (و به علم یقین نمی‌رساند) و خدا به هر چه این کافران می‌کنند آگاه است.///و بیشترینه‌شان جز از گمان پیروی نمی‌کنند و گمان حق را به بار نمی‌آورد، بی‌گمان خداوند به آنچه می‌کنند داناست‌///و بیشتر آنها، جز از گمان (و پندارهای بی‌اساس)، پیروی نمی‌کنند؛ (در حالی که) گمان، هرگز انسان را از حق بی‌نیاز نمی‌سازد (و به حق نمی‌رساند)! به یقین، خداوند از آنچه انجام می‌دهند، آگاه است!///و پیروی نکنند بیشتر ایشان جز گمان را و هر آینه گمان بی‌نیاز نکند از حق به چیزی همانا خدا دانا است بدانچه می‌کنند///و بیشترشان جز از گمانی (بی‌مستند) پیروی نمی‌کنند (ولی کلا) گمان، همانا به هیچ وجه (کسی را) از حقیقت بی‌نیاز نمی‌گرداند. خدا همواره به آنچه می‌کنند بسی داناست. quran_en_fa This Qur'an is not such as can be produced by other than Allah; on the contrary it is a confirmation of (revelations) that went before it, and a fuller explanation of the Book - wherein there is no doubt - from the Lord of the worlds. و این قرآن را نسزد که دروغی ساختگی از سوی غیر خدا باشد، بلکه [با آیات محکم و استوارش] تصدیق کننده کتاب‌های پیش از خود و شرح و توضیحی بر هر کتاب [آسمانی] است، در آن هیچ تردیدی نیست که از سوی پروردگار جهانیان است.///و این قرآن را نسزد که دروغی ساختگی از سوی غیر خدا باشد، بلکه [با آیات محکم و استوارش] تصدیق کننده کتاب‌های پیش از خود و شرح و توضیحی بر هر کتاب [آسمانی] است، در آن هیچ تردیدی نیست که از سوی پروردگار جهانیان است.///نشاید که این قرآن را جز به خدا نسبت کنند، بلکه تصدیق چیزى است که پیش از آن آمده است و توضیح آن کتاب است. شکى نیست که از جانب پروردگار جهانیان است.///و چنان نیست که این قرآن از جانب غیر خدا به دروغ ساخته شده باشد، بلکه تصدیق کتاب‌هایى است که پیش از آن آمده و شرح و توضیح آنهاست و تردیدى در آن نیست و از پروردگار جهانیان است///و چنان نیست که این قرآن از جانب غیر خدا [و] به دروغ ساخته شده باشد. بلکه تصدیق [کننده‌] آنچه پیش از آن است مى‌باشد، و توضیحى از آن کتاب است، که در آن تردیدى نیست، [و] از پروردگار جهانیان است.///و چنان نیست که این قرآن از سوى غیرخدا و به دروغ ساخته شده باشد؛ بلکه تصدیقى است براى کتب آسمانى پیشین و توضیحى از آن کتاب است. شکى نیست که از سوى پروردگار جهانیان است.///و این قرآن نه بدان پایه است که کسی جز به وحی خدا تواند بافت، لیکن سایر کتب آسمانی را تصدیق می‌کند و کتاب الهی را به تفصیل بیان می‌کند که بی‌هیچ شک نازل از جانب خدای عالمیان است.///و نشاید که این قرآن بر ساخته و از سوی کسی غیر از خداوند باشد، بلکه همخوان با چیزی است که پیشاپیش آن است و روشنگر آن کتاب است، که در آن تردیدی نیست، [و] از پروردگار جهانیان است‌///شایسته نبود (و امکان نداشت) که این قرآن، بدون وحی الهی به خدا نسبت داده شود؛ ولی تصدیقی است برای آنچه پیش از آن است (از کتب آسمانی)، و شرح و تفصیلی بر آنها است؛ شکی در آن نیست، و از طرف پروردگار جهانیان است.///و نیست این قرآن که دروغ آورده شود از غیر از خدا و لیکن تصدیق آنچه پیش روی او است و تفصیل کتاب نیست شکی در آن از پروردگار جهانیان‌///و این قرآن چنان نبوده است که از جانب غیر خدا به دروغ ساخته شده باشد، بلکه تصدیق‌کننده آن چه هست که برابرش (نمودار) است و (خود) جداسازی کتاب (ربانی) است (که) در آن شک مستندی نیست (و) از سوی پروردگار جهانیان است. quran_en_fa Or do they say, "He forged it"? say: "Bring then a Sura like unto it, and call (to your aid) anyone you can besides Allah, if it be ye speak the truth!" ولی [این سبک مغزان بی منطق، در عین روشن بودن حقیقت] می‌گویند: [پیامبر] آن را به دروغ بافته است. بگو: پس اگر [در ادعای خود] راستگو هستید، سوره‌ای مانند آن بیاورید، و هر که را جز خدا می‌توانید [برای این کار] به یاری خود دعوت کنید.///ولی [این سبک مغزان بی منطق، در عین روشن بودن حقیقت] می‌گویند: [پیامبر] آن را به دروغ بافته است. بگو: پس اگر [در ادعای خود] راستگو هستید، سوره‌ای مانند آن بیاورید، و هر که را جز خدا می‌توانید [برای این کار] به یاری خود دعوت کنید.///مى‌گویند که آن را به دروغ به خدا نسبت مى‌کند. بگو: اگر راست مى‌گویید، جز خدا هر که را که مى‌توانید به یارى بخوانید و سوره‌اى همانند آن بیاورید.///آیا مى‌گویند: آن را به دروغ ساخته است؟ بگو: اگر راست مى‌گویید، سوره‌اى مانند آن بیاورید و هر که را جز خدا مى‌توانید [به یارى‌] فراخوانید///یا مى‌گویند: «آن را به دروغ ساخته است؟» بگو: «اگر راست مى‌گویید، سوره‌اى مانند آن بیاورید، و هر که را جز خدا مى‌توانید، فرا خوانید.»///بلکه مى‌گویند: «[محمد] آن را به دروغ ساخته [و به خدا نسبت داده] است!» بگو: «اگر راست مى‌گویید، پس سوره‌اى همانند آن بیاورید و هرکه را غیر از خدا مى‌توانید، به یارى بخوانید؟»///بلکه کافران می‌گویند قرآن را (محمد) خود بافته است. بگو: اگر راست می‌گویید شما خود و هم از هر کس نیز می‌توانید کمک بطلبید و یک سوره مانند آن بیاورید.///یا می‌گویند که [پیامبر] آن را برساخته است، بگو اگر راست می‌گویید سوره‌ای همانند آن بیاورید و هرکس را که می‌توانید، در برابر خداوند [به کمک‌] بخوانید///آیا آنها می‌گویند: «او قرآن را بدروغ به خدا نسبت داده است»؟! بگو: «اگر راست می‌گویید، یک سوره همانند آن بیاورید؛ و غیر از خدا، هر کس را می‌توانید (به یاری) طلبید!»///یا گویند دروغ بسته است آن را بگو پس بیارید یک سوره همانند آن و بخوانید هر که را توانید جز خدا اگر هستید راستگویان‌///یا می‌گویند: «آن را (به خدا) افترا زده است!» بگو: «اگر راستگو بوده‌اید، سوره‌ای همانند آن بیاورید و هر که را دون خدا می‌توانید، فراخوانید.» quran_en_fa Nay, they charge with falsehood that whose knowledge they cannot compass, even before the elucidation thereof hath reached them: thus did those before them make charges of falsehood: but see what was the end of those who did wrong! آری، [عجولانه] حقیقتی را تکذیب کردند که به معارف و مفاهیمش احاطه نداشتند و هنوز تفسیر عینی و تحقق و ظهور آیاتش [که در قیامت انجام می‌گیرد] برای آنان نیامده است، کسانی که پیش از آنان بودند [نیز آیات الهی و پیامبران را] این گونه تکذیب کردند؛ پس با تأمل بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه بود؟///آری، [عجولانه] حقیقتی را تکذیب کردند که به معارف و مفاهیمش احاطه نداشتند و هنوز تفسیر عینی و تحقق و ظهور آیاتش [که در قیامت انجام می‌گیرد] برای آنان نیامده است، کسانی که پیش از آنان بودند [نیز آیات الهی و پیامبران را] این گونه تکذیب کردند؛ پس با تأمل بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه بود؟///چیزى را دروغ شمردند که به علم آن احاطه نیافته بودند و هنوز از تأویل آن بى‌خبرند. کسانى که پیش از آنان بودند نیز پیامبران را چنین به دروغ نسبت دادند. پس بنگر که عاقبت کار ستمکاران چگونه بوده است.///بلکه چیزى را دروغ شمردند که به علم آن نرسیده‌اند و هنوز واقعیتش برایشان روشن نشده است. کسانى هم که پیش از آنان بودند همین گونه تکذیب کردند. پس بنگر عاقبت ستمگران چگونه بود///بلکه چیزى را دروغ شمردند که به علم آن احاطه نداشتند و هنوز تأویل آن برایشان نیامده است. کسانى [هم‌] که پیش از آنان بودند، همین گونه [پیامبرانشان را] تکذیب کردند. پس بنگر که فرجام ستمگران چگونه بوده است.///بلکه چیزى را که به شناخت آن احاطه نداشتند، دروغ پنداشتند، در حالی که سرانجام و حقیقت و باطن آن، هنوز برایشان روشن نشده است. کسانى که پیش از آنان بودند نیز همین­گونه تکذیب کردند. پس بنگر که سرانجام ستمگران چگونه است؟///بلکه انکار چیزی را می‌کنند که علمشان به آن احاطه نیافته و حقیقت و باطن آن هنوز به آنان نرسیده است، پیشینیان هم این چنین رسل و آیات خدا را تکذیب کردند، پس بنگر عاقبت کار ستمکاران عالم به کجا کشید!///حق این است که چیزی را که به شناخت آن احاطه نیافته‌اند و سرانجام آن هنوز بر آنان آشکار نشده است، دروغ می‌انگارند، بدین‌سان کسانی که پیش از اینان بودند نیز دروغ انگار بودند بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه است‌///(ولی آنها از روی علم و دانش قرآن را انکار نکردند؛) بلکه چیزی را تکذیب کردند که آگاهی از آن نداشتند، و هنوز واقعیتش بر آنان روشن نشده است! پیشینیان آنها نیز همین گونه تکذیب کردند؛ پس بنگر عاقبت کار ظالمان چگونه بود!///بلکه دروغ پنداشتند آنچه را فرانگرفتند به دانش آن و هنوز نرسیده است بدیشان تأویلش بدینگونه تکذیب کردند آنان که پیش از ایشان بودند پس بنگر چگونه شد فرجام ستمکاران‌///بلکه چیزی را دروغ شمردند که به علم آن احاطه نداشته و هنوز هم تأویل (و بازگردان حقیقی) آن برایشان نیامده. کسانی هم که پیش از آنان بودند، همین گونه (کتاب‌های وحیانی را) تکذیب کردند. پس بنگر پیامد ستمگران چه سان بوده است. quran_en_fa Of them there are some who believe therein, and some who do not: and thy Lord knoweth best those who are out for mischief. و گروهی از مردم به قرآن ایمان می‌آورند و گروهی ایمان نمی‌آورند؛ و پروردگارت به مفسدان، داناتر است.///و گروهی از مردم به قرآن ایمان می‌آورند و گروهی ایمان نمی‌آورند؛ و پروردگارت به مفسدان، داناتر است.///برخى از ایشان بدان ایمان مى‌آورند و برخى ایمان نمى‌آورند. و پروردگار تو به مفسدان آگاه‌تر است.///و برخى از آنان به قرآن ایمان مى‌آورند و برخى ایمان نمى‌آورند، و پروردگار تو مفسدان را بهتر مى‌شناسد///و از آنان کسى است که بدان ایمان مى‌آورد، و از آنان کسى است که بدان ایمان نمى‌آورد، و پروردگار تو به [حال‌] فسادگران داناتر است.///و بعضى از آنان، کسانى هستند که به قرآن ایمان مى‌آورند و برخى، کسانى که به آن ایمان نمى‌آورند. و پروردگارت به فسادکنندگان داناتر است.///و برخی از مردم به قرآن ایمان می‌آورند و برخی ایمان نمی‌آورند، و خدای تو حال تبهکاران را بهتر می‌داند.///و از ایشان کسی هست که به آن ایمان دارد و کسی هست که به آن ایمان ندارد و پروردگارت به اهل فساد [از همه‌] آگاه‌تر است‌///بعضی از آنها، به آن ایمان می‌آورند؛ و بعضی ایمان نمی‌آورند؛ و پروردگارت به مفسدان آگاهتر است (و آنها را بهتر می‌شناسد)!///و از ایشان است آنکه ایمان آورد بدان و از ایشان است آنکه ایمان نیاورد بدان و پروردگار تو داناتر است به تبهکاران‌///و از آنان کسی است که بدان ایمان می‌آورد و از آنان کسی است که بدان ایمان نمی‌آورد. و پروردگارت به (حال) افسادگران داناتر است. quran_en_fa If they charge thee with falsehood, say: "My work to me, and yours to you! ye are free from responsibility for what I do, and I for what ye do!" و اگر تو را تکذیب کردند [تا آنجا که از ایمان آوردنشان ناامید شدی] بگو: عمل من برای من وعمل شما برای شماست، شما از آنچه من انجام می‌دهم، بیزارید، ومن از آنچه شما انجام می‌دهید، بیزارم.///و اگر تو را تکذیب کردند [تا آنجا که از ایمان آوردنشان ناامید شدی] بگو: عمل من برای من وعمل شما برای شماست، شما از آنچه من انجام می‌دهم، بیزارید، ومن از آنچه شما انجام می‌دهید، بیزارم.///اگر تو را به دروغ نسبت کردند، بگو: عمل من از آن من است و عمل شما از آن شما. شما از کار من بیزارید و من از کار شما بیزارم.///و اگر تو را تکذیب کردند، بگو: عمل من از آن من است و عمل شما از آن شماست، و شما از آنچه من انجام مى‌دهم به دورید و من از آنچه شما انجام مى‌دهید به دورم///و اگر تو را تکذیب کردند، بگو: «عمل من به من اختصاص دارد، و عمل شما به شما اختصاص دارد. شما از آنچه من انجام مى‌دهم غیر مسؤولید، و من از آنچه شما انجام نمى‌دهید غیر مسؤولم.»///و اگر تو را تکذیب کردند، بگو: «عمل من براى من، و عمل شما براى شما باشد. شما از آنچه من انجام مى‌دهم، بیزارید و من نیز از آنچه شما انجام مى‌دهید، بیزارم.»///و اگر تو را تکذیب کردند بگو: عمل من برای من و عمل شما برای شما (هر کس جزای خود را خواهد یافت) شما بری از کردار من هستید و من بیزار از کردار شما.///و اگر تو را دروغگو انگاشتند، بگو عمل من از آن من و عمل شما از آن شما، شما از آنچه من می‌کنم بری و برکنارید و من از آنچه شما می‌کنید بری و برکنارم‌///و اگر تو را تکذیب کردند، بگو: «عمل من برای من، و عمل شما برای شماست! شما از آنچه من انجام می‌دهم بیزارید و من (نیز) از آنچه شماانجام می‌دهید بیزارم!»///و اگر تکذیبت نمودند بگو مرا است کردارم و شما را است کردار شما بیزارید از آنچه من می‌کنم و بیزارم از آنچه شما کنید///و اگر تو را تکذیب کردند، بگو: «عمل من تنها برای من است و عمل شما تنها برای شماست. شما از آنچه من انجام می‌دهم بیزارید و من (هم) از آنچه شما انجام می‌دهید بیزارم.» quran_en_fa Among them are some who (pretend to) listen to thee: But canst thou make the deaf to hear,- even though they are without understanding? و برخی از آنان به تو گوش می‌دهند [ولی گویا نمی‌شنوند] آیا تو می‌توانی کران را گرچه اندیشه نمی‌کنند، بشنوانی؟///و برخی از آنان به تو گوش می‌دهند [ولی گویا نمی‌شنوند] آیا تو می‌توانی کران را گرچه اندیشه نمی‌کنند، بشنوانی؟///برخى از ایشان به تو گوش مى‌دهند. آیا اگر درنیابند تو مى‌توانى کران را شنوا سازى؟///و برخى از آنها [به ظاهر] به تو گوش فرا مى‌دهند، اما مگر تو مى‌توانى کران را شنوا کنى هر چند تعقل نکنند///و برخى از آنان کسانى‌اند که به تو گوش فرا مى‌دهند. آیا تو کران را -هر چند در نیابند- شنوا خواهى کرد؟///گروهى از آنان به سخن تو گوش فرامى‌دهند، [اما گویى کرند،] آیا تو مى‌توانى سخن خود را به گوش ناشنوایان برسانى؟ هر چند اهل تعقل نباشند؟///برخی از این منکران (چون قرائت قرآن کنی) به ظاهر به تو گوش کنند (ولی به معنی نمی‌شنوند) آیا تو کران را‌گر چه هیچ عقل و ادراکی ندارند از کلام خدا توانی چیزی بشنوانی؟///و از ایشان کسانی هستند که به [ظاهر به سخن‌] تو گوش می‌دهند اما آیا تو می‌توانی [سخنت را] به ناشنوایان بشنوانی، ولو اینکه تعقل نکنند؟///گروهی از آنان، بسوی تو گوش فرامی‌دهند (؛ اما گویی هیچ نمی‌شنوند و کرند)! آیا تو می‌توانی سخن خود را به گوش کران برسانی، هر چند نفهمند؟!///و از ایشان است آنکه گوش فرادارد به سویت آیا تو می‌شنوانی گنگان را و اگرچه درنیابند///و برخی از آنان کسانی‌اند که فراسوی تو گوش فرا می‌دارند. آیا پس تو (یی که) کران را - هر چند خردورزی نمی‌کنند - می‌شنوانی‌؟ quran_en_fa And among them are some who look at thee: but canst thou guide the blind,- even though they will not see? و گروهی از آنان تو را می‌نگرند [ولی گویا از درک معجزاتت، فهم آیات قرآن، سلامت اخلاق و کردارت با چشم دل ناتوانند]. آیا تو می‌توانی نابینایان را گرچه از روی بصیرت و بینش نبینند، هدایت کنی؟///و گروهی از آنان تو را می‌نگرند [ولی گویا از درک معجزاتت، فهم آیات قرآن، سلامت اخلاق و کردارت با چشم دل ناتوانند]. آیا تو می‌توانی نابینایان را گرچه از روی بصیرت و بینش نبینند، هدایت کنی؟///برخى از آنها به تو مى‌نگرند. آیا اگر نبینند، تو مى‌توانى کوران بى بصیرت را راه بنمایى؟///و برخى از آنها به تو مى‌نگرند [ولى نمى‌بینند]، مگر تو کوران را هدایت توانى کرد هر چند که نبینند///و از آنان کسى است که به سوى تو مى‌نگرد. آیا تو نابینایان را -هر چند نبینند- هدایت توانى کرد؟///و گروهى از مردم کسانى‌اند که به تو نگاه مى‌کنند، [اما گویى هیچ نمى‌بینند.] پس آیا تو مى‌توانى نابینایان را هدایت کنى، هر چند نمى‌بینند؟///و برخی از منکران (هنگام تلاوت قرآن به چشم ظاهر) در تو می‌نگرند (ولی به مقام باطن تو پی نمی‌برند) آیا تو کوران را‌گر چه هیچ نبینند هدایت توانی کرد؟///و از ایشان کسانی هستند که به [ظاهر] به تو می‌نگرند، اما آیا تو می‌توانی نابینایان را هدایت کنی ولو اینکه اهل بصیرت نباشند؟///و گروهی از آنان، به سوی تو می‌نگرند (اما گویی هیچ نمی‌بینند)! آیا تو می‌توانی نابینایان را هدایت کنی، هر چند نبینند؟!///و از ایشان است آنکه بنگرد به سویت آیا تو رهبری کنی کوران را و اگر چه نبینند///و برخی از آنان کسانی‌اند که سویت (کوردلانه، در ظاهر) می‌نگرند. آیا پس تو (یی که) نابینایان را هر چند نمی‌نگرند رهنمون می‌شوی‌؟ quran_en_fa Verily Allah will not deal unjustly with man in aught: It is man that wrongs his own soul. یقینا خدا هیچ ستمی به مردم روا نمی‌دارد، ولی مردم [با روی گردانی از حق] بر خود ستم می‌ورزند.///یقینا خدا هیچ ستمی به مردم روا نمی‌دارد، ولی مردم [با روی گردانی از حق] بر خود ستم می‌ورزند.///خداوند به مردم هیچ ستم نمى‌کند ولى مردم خود به خود ستم مى‌کنند.///خدا به مردم هیچ ستمى نمى‌کند، لیکن مردم به خودشان ستم مى‌کنند///خدا به هیچ وجه به مردم ستم نمى‌کند، لیکن مردم خود بر خویشتن ستم مى‌کنند.///قطعا خداوند هیچ ظلمى به مردم نمى‌کند، اما این خود مردمند که به خویشتن ستم مى‌کنند.///خدا هرگز به مردم ستم نمی‌کند ولی مردم خود در حق خویش ستم می‌کنند.///خداوند هیچ ستمی بر مردم روا نمی‌دارد، ولی مردم خودشان بر خود ستم می‌کنند///خداوند هیچ به مردم ستم نمی‌کند؛ ولی این مردمند که به خویشتن ستم می‌کند!///همانا خدا ستم نکند بر مردم به چیزی و لیکن مردم خویشتن را ستم می‌کنند///بی‌گمان خدا هرگز به مردمان ستم نمی‌کند، لیکن (این) مردمند (که) خود بر خویشتن ستم می‌کنند. quran_en_fa One day He will gather them together: (It will be) as if they had tarried but an hour of a day: they will recognise each other: assuredly those will be lost who denied the meeting with Allah and refused to receive true guidance. و یاد کن روزی را که خدا آنان را [در قیامت] گرد می‌آورد، در حالی که گویا [در دنیا] جز ساعتی از روز درنگ نکرده‌اند، آنان میان خودشان یکدیگر را [به گونه‌ای که در دنیا می‌شناختند] می‌شناسند؛ یقینا کسانی که دیدار [قیامت] خدا [و محاسبه شدن اعمالشان] را تکذیب کردند، سرمایه وجودشان را تباه نمودند و از راه یافتگان نبودند.///و یاد کن روزی را که خدا آنان را [در قیامت] گرد می‌آورد، در حالی که گویا [در دنیا] جز ساعتی از روز درنگ نکرده‌اند، آنان میان خودشان یکدیگر را [به گونه‌ای که در دنیا می‌شناختند] می‌شناسند؛ یقینا کسانی که دیدار [قیامت] خدا [و محاسبه شدن اعمالشان] را تکذیب کردند، سرمایه وجودشان را تباه نمودند و از راه یافتگان نبودند.///و روزى که خداوند آنان را در محشر گرد آورد، چنان که پندارى تنها ساعتى از روز درنگ کرده‌اند، یکدیگر را بشناسند. آنها که دیدار با خدا را دروغ مى‌انگاشتند زیان دیده‌اند و هدایت نیافته‌اند.///و روزى که آنها را گرد مى‌آورد، چنان که گویى تنها ساعتى از روز در دنیا بوده‌اند، [در حدى که‌] یکدیگر را ببینند و شناسایى کنند. [بنابر این‌] کسانى که لقاى خدا را دروغ شمردند زیان کردند و هدایت نیافتند///و روزى که آنان را گرد مى‌آورد، گویى جز به اندازه ساعتى از روز درنگ نکرده‌اند. با هم اظهار آشنایى مى‌کنند. قطعا کسانى که دیدار خدا را دروغ شمردند زیان کردند و [به حقیقت‌] راه نیافتند.///و روزى که خداوند آنان را محشور مى‌کند، گویا جز ساعتى از روز را [در دنیا یا برزخ] نمانده‌اند. آن روز یکدیگر را مى‌شناسند. قطعا آنان که دیدار خدا را تکذیب کردند، زیان‌کار شدند و هرگز هدایت‌یافته نبوده‌اند.///و روزی که همه خلایق را جمع آرد گویا (در دنیا) ساعتی از روز بیش درنگ نکرده‌اند، (در آن روز) یکدیگر را کاملا می‌شناسند، آنان که لقای خدا را انکار کردند بسیار زیان کرده‌اند و هرگز راه نیافته‌اند.///و روزی که آنان را محشور گرداند، گویی جز به اندازه ساعتی از روز [در دنیا یا در گور] به سر نبرده‌اند، و همدیگر را می‌شناسند، به راستی کسانی که لقای الهی را انکار کردند و رهیافته نبودند، زیانکار شدند///(به یاد آور) روزی را که (خداوند) آنها را جمع (و محشور) می‌سازد؛ آنچنان که (احساس می‌کنند) گویی جز ساعتی از روز، (در دنیا) توقف نکردند؛ به آن مقدار که یکدیگر را (ببینند و) بشناسند! مسلما آنها که لقای خداوند (و روز رستاخیز) را تکذیب کردند، زیان بردند و هدایت نیافتند!///و روزی که گردشان آرد چنانکه گوئی درنگ نکردند جز ساعتی از روز شناسا شوند با هم همانا زیان کردند آنان که تکذیب نمودند ملاقات خدا را و نبودند هدایت‌شدگان‌///و روزی که آنان را گرد هم می‌آورد -گویی جز ساعتی از روز درنگ نکرده‌اند - یکدیگر را بازشناسی می‌کنند (و) کسانی که لقاءالله را دروغ شمردند بی‌گمان زیان کرده‌اند و راه‌یافته نبوده‌اند. quran_en_fa Whether We show thee (realised in thy life-time) some part of what We promise them,- or We take thy soul (to Our Mercy) (Before that),- in any case, to Us is their return: ultimately Allah is witness, to all that they do. اگر پاره‌ای از عذاب هایی را که [به سبب کفرشان] به آنان وعده می‌دهیم، به تو نشان دهیم [می بینی که عذابی سخت و دردناک است] یا اگر [پیش از آنکه عذاب آنان را به تو نشان دهیم] تو را قبض روح کنیم [اندوه مخور که در قیامت، عذابشان را خواهی دید] پس بازگشتشان به سوی ماست؛ آن گاه خدا بر آنچه انجام می‌دهند، گواه است.///اگر پاره‌ای از عذاب هایی را که [به سبب کفرشان] به آنان وعده می‌دهیم، به تو نشان دهیم [می بینی که عذابی سخت و دردناک است] یا اگر [پیش از آنکه عذاب آنان را به تو نشان دهیم] تو را قبض روح کنیم [اندوه مخور که در قیامت، عذابشان را خواهی دید] پس بازگشتشان به سوی ماست؛ آن گاه خدا بر آنچه انجام می‌دهند، گواه است.///یا پاره‌اى از چیزهایى را که به آنها وعده داده‌ایم به تو مى‌نمایانیم یا تو را مى‌میرانیم. بازگشت همه‌شان به نزد ماست و خدا به هر کارى که مى‌کنند ناظر است.///و اگر پاره‌اى از آنچه را که به آنها وعده مى‌دهیم به تو نشان دهیم یا تو را بمیرانیم، در هر صورت بازگشتشان به سوى ماست، پس [بدانند که‌] خدا بر آنچه مى‌کنند ناظر است///و اگر پاره‌اى از آنچه را که به آنان وعده مى‌دهیم به تو بنمایانیم، یا تو را بمیرانیم [در هر دو صورت‌] بازگشتشان به سوى ماست. سپس خدا بر آنچه مى‌کنند گواه است.///[اى پیامبر!] بخشى از قهر و کیفرى که به کافران وعده مى‌دهیم، یا [در حال حیات] نشانت مى‌دهیم، یا تو را از دنیا مى‌بریم [و به کیفر مى‌رسند، به هر حال] بازگشت آنان به سوى ماست و خداوند بر آنچه انجام مى‌دهند، گواه است.///و اگر ما بعضی از عقاب آن منکران را که وعده کردیم (در حیات دنیا) به تو نشان دهیم یا (به تأخیر افکنده و پیشتر از عقاب آنها) قبض روح تو کنیم باز بازگشت آنان در قیامت به سوی ماست، آن گاه خدا بر اعمال آنها گواه و آگاه است.///و اگر بخشی از آنچه به ایشان وعده داده‌ایم، به تو بنمایانیم، یا جان تو را [پیش از آن‌] بگیریم، بدان که بازگشت آنان به سوی ماست، آنگاه خداوند خود گواه بر کار و کردار آنان است‌///اگر ما، پاره‌ای از مجازاتهایی را که به آنها وعده داده‌ایم، (در حال حیات تو (به تو نشان دهیم، و یا) پیش از آنکه گرفتار عذاب شوند،) تو را از دنیا ببریم، در هر حال، بازگشتشان به سوی ماست؛ سپس خداوند بر آنچه آنها انجام می‌دادند گواه است!///و اگر بنمایانیم تو را پاره‌ای از آنچه بدیشان وعده دهیم یا دریابیمت (بمیرانیمت) پس بسوی ما است بازگشت ایشان سپس خدا گواه است بر آنچه می‌کنند///و اگر ما بی‌گمان پاره‌ای از آنچه را که به آنان وعده می‌دهیم، به تو می‌نمایانیم، یا تو را بی‌چون بمیرانیم، (در هر دو صورت) بازگشتشان تنها سوی ماست. سپس خدا بر آنچه می‌کنند گواه است. quran_en_fa To every people (was sent) a messenger: when their messenger comes (before them), the matter will be judged between them with justice, and they will not be wronged. و برای هر امتی پیامبری است؛ پس هنگامی که پیامبرشان [در قیامت] به سویشان آید، در میانشان به عدالت وانصاف داوری شود و مورد ستم قرار نخواهند گرفت.///و برای هر امتی پیامبری است؛ پس هنگامی که پیامبرشان [در قیامت] به سویشان آید، در میانشان به عدالت وانصاف داوری شود و مورد ستم قرار نخواهند گرفت.///هر امتى را پیامبرى بود و چون پیامبرشان بیامد کارها میانشان به عدالت فیصله یافت و مورد ستم واقع نشدند.///و هر امتى را پیامبرى است، پس هنگامى که پیامبرشان بیاید [حجت بر آنها تمام و] میانشان به عدالت داورى مى‌شود و به آنها ستم نمى‌رود///و هر امتى را پیامبرى است. پس چون پیامبرشان بیاید، میانشان به عدالت داورى شود و بر آنان ستم نرود.///براى هر امتى پیامبرى است. پس هرگاه پیامبرشان بیاید، میان آنان به عدالت داورى مى‌شود و ستمى به آنان روا نمى‌گردد.///و برای هر امتی رسولی است که هرگاه رسول آنها آمد (و حجت بر آنان تمام شد) میان آنها حکم به عدل شود و بر هیچ کس (در کیفر و پاداش) ستم نخواهد شد.///و هر امتی پیامبری دارد، و چون پیامبرشان بیاید در میان آنان دادگرانه داوری شود و بر آنان ستم نرود///برای هر امتی، رسولی است؛ هنگامی که رسولشان به سوی آنان بیاید، بعدالت در میان آنها داوری می‌شود؛ و ستمی به آنها نخواهد شد!///و هر ملتی را پیغامبری است که هرگاه بیاید پیغامبر آنان داوری شود میان ایشان به داد و ستم نمی‌شوند///و برای هر امتی پیامبری است. پس چون پیامبرشان بیاید، میانشان به قسط [: فضیلت] داوری شود حال آنکه بر ایشان ستم نرود. quran_en_fa They say: "When will this promise come to pass,- if ye speak the truth?" و [به صورتی مسخره آمیز] می‌گویند: این وعده [آمدن قیامت و محاسبه اعمال] چه زمانی است، اگر راستگویید؟///و [به صورتی مسخره آمیز] می‌گویند: این وعده [آمدن قیامت و محاسبه اعمال] چه زمانی است، اگر راستگویید؟///مى‌گویند: اگر راست مى‌گویید، پس این وعده چه وقت خواهد بود؟///و مى‌گویند: اگر راست مى‌گویید، این وعده چه وقت است///و مى‌گویند: «اگر راست مى‌گویید، این وعده چه وقت است؟»///کفار مى‌گویند: «اگر راست مى‌گویید، این وعده [عذاب] چه وقت است؟»///و (کافران) گویند: پس این وعده قیامت کی خواهد بود اگر شما راستگویید؟///و گویند اگر راست می‌گویید [سررسید] این وعده کی خواهد بود؟///و می‌گویند: «اگر راست می‌گوئی، این وعده (مجازات) کی خواهد بود؟»///و گویند کی است (چه وقت) این وعده اگر هستید راستگویان‌///و می‌گویند: «اگر (از) راستان بوده‌اید، (تحقق) این وعده کی است‌؟» quran_en_fa Say: "I have no power over any harm or profit to myself except as Allah willeth. To every people is a term appointed: when their term is reached, not an hour can they cause delay, nor (an hour) can they advance (it in anticipation)." بگو: من برای خود قدرت دفع زیان و جلب سود ندارم، مگر آنچه را که خدا بخواهد؛ [وظیفه من فقط ابلاغ پیام خداست] برای هر امتی سرآمدی معین و اجلی محدود است، هنگامی که اجلشان سرآید، نه لحظه‌ای پس می‌مانند و نه پیش می‌افتند.///بگو: من برای خود قدرت دفع زیان و جلب سود ندارم، مگر آنچه را که خدا بخواهد؛ [وظیفه من فقط ابلاغ پیام خداست] برای هر امتی سرآمدی معین و اجلی محدود است، هنگامی که اجلشان سرآید، نه لحظه‌ای پس می‌مانند و نه پیش می‌افتند.///بگو: من درباره خود -جز آنچه خدا بخواهد- مالک هیچ سود و زیانى نیستم. مرگ هر امتى را زمانى معین است. چون زمانشان فرارسد، نه یک ساعت تأخیر کنند و نه یک ساعت پیش افتند.///بگو: من براى خود زیان و سودى در اختیار ندارم مگر آنچه را که خدا بخواهد. هر امتى را اجلى محدود است که وقتى اجلشان به سر رسید، نه ساعتى از آن تأخیر کنند و نه پیشى گیرند///بگو: «براى خود زیان و سودى در اختیار ندارم، مگر آنچه را که خدا بخواهد. هر امتى را زمانى [محدود] است. آنگاه که زمانشان به سر رسد، پس نه ساعتى [از آن‌] تأخیر کنند و نه پیشى گیرند.»///بگو: «من [حتى] براى خودم جز آنچه خدا بخواهد، مالک زیان و سودى نیستم [تا چه رسد براى شما]، براى هر امتى اجل و سرآمدى معین است که هرگاه مدتشان فرارسد، نه لحظه‌اى تأخیر دارند و نه پیشى مى‌گیرند.»///پاسخ ده که من مالک نفع و ضرر خود نیستم (تا چه رسد به دیگران) مگر هر چه خدا خواهد، برای هر امتی اجل معینی است که چون فرا رسد ساعتی پس و پیش نخواهند شد.///بگو برای خود اختیار زیان و سودی ندارم، مگر آنچه خدا بخواهد، هر امتی را اجلی است، و چون اجلشان فرا رسد، نه ساعتی پس افتند و نه ساعتی پیش افتند///بگو: «من (حتی) برای خودم زیان و سودی را مالک نیستم، (تا چه رسد برای شما!) مگر آنچه خدا بخواهد. (این مقدار می‌دانم که) برای هر قوم و ملتی، سرآمدی است؛ هنگامی که اجل آنها فرا رسد، (و فرمان مجازات یا مرگشان صادر شود،) نه ساعتی تأخیر می‌کنند، و نه پیشی می‌گیرند!///بگو دارا نیستم برای خویشتن زیان و نه سودی را جز آنچه خدا خواهد برای هر ملتی است سرآمدی که هرگاه بیاید سرآمد ایشان نه دیر کنند ساعتی و نه پیشی گیرند///بگو: «من برای خود زیان و سودی (در اختیار) ندارم، مگر آنچه را که خدا خواست. برای هر امتی سررسیدی است (و) هنگامی که آن زمان فرا رسد، نه (می‌توانند) لحظه‌ای از آن تأخیری بخواهند و نه (می‌توانند) پیشی جویند.» quran_en_fa Say: "Do ye see,- if His punishment should come to you by night or by day,- what portion of it would the sinners wish to hasten? بگو: به من خبر دهید که اگر عذاب خدا شما را در شب یا در روز فرا رسد [چه قدرتی بر دفع آن دارید؟] گنهکاران چه چیزی از عذاب را به شتاب می‌خواهند؟///بگو: به من خبر دهید که اگر عذاب خدا شما را در شب یا در روز فرا رسد [چه قدرتی بر دفع آن دارید؟] گنهکاران چه چیزی از عذاب را به شتاب می‌خواهند؟///بگو: چه مى‌کنید اگر عذاب او به ناگاه شب‌هنگام یا به روز فرا رسد؟ گناهکاران چه چیز را اینچنین به شتاب مى‌طلبند؟///بگو: به من بگویید، اگر عذاب او شب یا روز به سراغتان بیاید [آیا مى‌توانید آن را دفع کنید]؟ پس مجرمان براى چه به [آن عذاب‌] عجله مى‌کنند///بگو: «به من خبر دهید، اگر عذاب او شب یا روز به شما دررسد، بزهکاران چه چیزى از آن به شتاب مى‌خواهند؟»///بگو: «آیا اندیشیده‌اید، اگر عذاب خداوند شب یا روز به سراغ شما آید [چه مى‌کنید؟]» گناهکاران چه چیزى را از او به شتاب مى‌خواهند؟///بگو: مرا خبر دهید که اگر شب یا روز عذاب خدا شما را فرا رسد (چه راه مفری دارید و) گناهکاران چه چیزی را از او به تعجیل می‌طلبند؟///بگو بیندیشید اگر عذاب او شبانه یا در روز بر شما نازل گردد [چه می‌کنید؟] گناهکاران چه چیز را از او به شتاب می‌خواهند///بگو: «اگر مجازات او، شب‌هنگام یا در روز به سراغ شما آید (، آیا می‌توانید آن را از خود دفع کنید؟!)» پس مجرمان برای چه عجله می‌کنند؟!///بگو آیا دیده‌اید که اگر بیاید شما را عذاب او شبانه یا در روز چه چیز را می‌شتابند از آن گنهکاران‌///بگو: «آیا دیدید، اگر عذاب او شب یا روز به شما در رسد، بزهکاران چه چیزی از آن را به شتاب می‌خواهند؟» quran_en_fa "Would ye then believe in it at last, when it actually cometh to pass? (It will then be said): 'Ah! now? and ye wanted (aforetime) to hasten it on!' سپس آیا هنگامی که عذاب فرا می‌رسد به درستی و حق بودنش ایمان می‌آورید؟ [در لحظه فرا رسیدن عذاب به شما گفته می‌شود:] حالا و ایمان؟! [این همان عذابی است] که همواره به رسیدن آن شتاب ورزیدید!///سپس آیا هنگامی که عذاب فرا می‌رسد به درستی و حق بودنش ایمان می‌آورید؟ [در لحظه فرا رسیدن عذاب به شما گفته می‌شود:] حالا و ایمان؟! [این همان عذابی است] که همواره به رسیدن آن شتاب ورزیدید!///آیا چون عذاب به وقوع پیوندد بدان ایمان مى‌آورید؟ اکنون این همان چیزى است که فرا رسیدنش را به شتاب مى‌خواستید.///سپس آیا آن‌گاه که عذاب واقع شد به آن ایمان مى‌آورید؟ آیا حالا؟ در صورتى که قبلا [به تمسخر] شتاب در آن را مى‌خواستید///سپس، آیا هنگامى که [عذاب بر شما] واقع شد، اکنون به آن ایمان آوردید، در حالى که به [آمدن‌] آن شتاب مى‌نمودید؟///آیا پس از آنکه [عذاب] نازل شد، به آن ایمان مى‌آورید؟ حالا؟ در حالى که پیش‌تر خواستار زود آمدن عذاب بودید؟///آیا آن گاه که عذاب واقع شد به او ایمان می‌آورید؟ الآن (ایمان آوردید و به جزع و توبه برخاستید)؟ و حال آنکه قبلا عذاب را به تعجیل می‌خواستید.///آیا آنگاه که رخ داد باورش می‌کنید، آیا اکنون؟ و حال آنکه آن را به شتاب می‌خواستید///یا اینکه آنگاه که واقع شد، به آن ایمان می‌آورید! (به شما گفته می‌شود:) حالا؟! در حالی که قبلا برای آن عجله می‌کردید! (ولی اکنون چه سود!)///آیا پس از آنکه فرود آمد ایمان آوردید بدان اکنون حالی که بودید بدان شتابندگان‌///«سپس، آیا هنگامی که (عذاب بر شما) واقع شد، اکنون به آن ایمان آوردید، در حالی‌که به (آمدن) آن بسی شتاب می‌نموده‌اید؟» quran_en_fa "At length will be said to the wrong-doers: 'Taste ye the enduring punishment! ye get but the recompense of what ye earned!'" آن گاه به کسانی که ستم کرده‌اند، گفته می‌شود: عذاب جاودانه را بچشید، آیا جز به کیفر آنچه همواره مرتکب می‌شدید، جزا داده می‌شوید؟///آن گاه به کسانی که ستم کرده‌اند، گفته می‌شود: عذاب جاودانه را بچشید، آیا جز به کیفر آنچه همواره مرتکب می‌شدید، جزا داده می‌شوید؟///آنگاه به ستمکاران گویند: عذاب جاوید را بچشید. آیا نه چنین است که در برابر اعمالتان کیفر مى‌بینید؟///آن‌گاه به کسانى که ستم کردند گفته شود: عذاب ابدى را بچشید. آیا جز به کیفر آنچه مى‌کردید مجازات مى‌شوید///پس به کسانى که ستم ورزیدند گفته شود: «عذاب جاوید را بچشید. آیا جز به [کیفر] آنچه به دست مى‌آوردید، جزا داده مى‌شوید؟»///سپس به ستمگران گفته شود: «عذاب همیشگى را بچشید! آیا جز به آنچه به دست آورده‌اید، کیفر داده مى‌شوید؟»///آن گاه به ستمکاران گویند: بچشید عذاب ابدی را، آیا این عذاب جز نتیجه اعمال زشت شماست؟///سپس به ستمکاران گفته شود عذاب جاودانه را بچشید، آیا غیر از جزای کار و کردارتان را می‌بینید؟///سپس به کسانی که ستم کردند گفته می‌شود: عذاب ابدی را بچشید! آیا جز به آنچه انجام می‌دادید کیفر داده می‌شوید؟!»///پس گفته شد بدانان که ستم کردند بچشید عذاب جاودانی را آیا پاداش داده می‌شوید جز بدانچه بودید فراهم می‌کردید///سپس به کسانی که ستم کردند گفته شد: «عذاب جاوید را بچشید. آیا جز به آنچه به دست می‌آوردید، جزا داده می‌شوید؟» quran_en_fa They seek to be informed by thee: "Is that true?" Say: "Aye! by my Lord! it is the very truth! and ye cannot frustrate it!" و از تو خبر می‌گیرند: آیا [عذاب جاودانه‌ای که به آن تهدید می‌شویم] حق است؟ بگو: آری، سوگند به پروردگارم یقینا حق است، و شما عاجز کننده [خدا] نیستید [تا بتوانید از دسترس قدرت او بیرون روید.]///و از تو خبر می‌گیرند: آیا [عذاب جاودانه‌ای که به آن تهدید می‌شویم] حق است؟ بگو: آری، سوگند به پروردگارم یقینا حق است، و شما عاجز کننده [خدا] نیستید [تا بتوانید از دسترس قدرت او بیرون روید.]///از تو خبر مى‌گیرند که آیا حق است؟ بگو: آرى؛ سوگند به پروردگارم که حق است و شما را یاراى فرار از آن نیست.///و از تو مى‌پرسند: آیا آن عذاب راست است؟ بگو: آرى! به خدا قسم که آن یقینا راست است و شما نمى‌توانید مانع آن شوید///و از تو خبر مى‌گیرند: «آیا آن راست است؟» بگو: «آرى! سوگند به پروردگارم که آن قطعا راست است، و شما نمى‌توانید [خدا را] درمانده کنید.»///و از تو خبر مى‌گیرند که آیا آن [وعده‌ى مجازات] حق است؟ بگو: «آرى! سوگند به پروردگارم که آن حتمى است، و شما نمى‌توانید [خدا را از انجام آن] عاجز کنید.»///کافران از تو می‌پرسند که آیا این (وعده عذاب) حق است؟ بگو: آری قسم به خدای من که البته حق است و شما از آن هیچ مفری ندارید.///و از تو می‌پرسند که آیا آن حق است؟ بگو آری سوگند به پروردگارم که آن حق است، و شما گزیر و گریزی ندارید///از تو می‌پرسند: «آیا آن (وعده مجازات الهی) حق است؟» بگو: «آری، به پروردگارم سوگند، قطعا حق است؛ و شما نمی‌توانید از آن جلوگیری کنید!»///پرسندت آیا حق است آن بگو آری سوگند به پروردگارم و همانا آن است حق و نیستید شما به عجزآرندگان‌///و از تو خبری مهم درخواست می‌کنند (که): «آیا این (وعده) راست و پای‌برجاست‌؟» بگو: «آری! سوگند به پروردگارم که آن به‌راستی همواره راست است و شما درمانده‌کنندگان (خدا و خداییان) نیستید.» quran_en_fa Every soul that hath sinned, if it possessed all that is on earth, would fain give it in ransom: They would declare (their) repentance when they see the penalty: but the judgment between them will be with justice, and no wrong will be done unto them. اگر [در قیامت] برای هر کسی که ستم کرده همه ثروتی که در زمین است فراهم باشد، یقینا آن را برای بازخرید خود [از عذاب جاودانه] می‌پردازد؛ و زمانی که عذاب را ببینند [از شدت شرمساری] پشیمانی و اندوه خود را پنهان می‌کنند، ومیان آنان به عدالت و انصاف داوری می‌شود و مورد ستم قرار نخواهند گرفت.///اگر [در قیامت] برای هر کسی که ستم کرده همه ثروتی که در زمین است فراهم باشد، یقینا آن را برای بازخرید خود [از عذاب جاودانه] می‌پردازد؛ و زمانی که عذاب را ببینند [از شدت شرمساری] پشیمانی و اندوه خود را پنهان می‌کنند، ومیان آنان به عدالت و انصاف داوری می‌شود و مورد ستم قرار نخواهند گرفت.///اگر هر گنهکارى صاحب همه روى زمین باشد، خواهد که خود را بدان از عذاب بازخرد. و چون عذاب را بنگرند پشیمانى خویش در دل نهان دارند. میانشان به عدالت حکم شود و مورد ستم واقع نگردند.///و اگر هر کسى که ستم کرده، آنچه در زمین است از آن او باشد، حتما آن را [براى نجات خود] فدیه مى‌دهد، و هنگامى که عذاب را ببینند پشیمانى خود را نهان دارند و میانشان به انصاف داورى شود و ستمى بر آنها نرود///و اگر، براى هر کسى که ستم کرده است، آنچه در زمین است مى‌بود، قطعا آن را براى [خلاصى و] بازخرید خود مى‌داد. و چون عذاب را ببینند پشیمانى خود را پنهان دارند، و میان آنان به عدالت داورى شود و بر ایشان ستم نرود.///اگر براى هر کس که ستم کرده، آنچه در زمین است، مى‌بود، قطعا همه‌ى آن را برای [نجات از قهر الهى و] بازخرید خود مى‌داد. آنان با دیدن عذاب، پشیمانى خود را پنهان مى‌کنند، و میانشان به عدالت داورى مى‌شود و بر آنان ستم نرود.///و اگر در (آن روز) مردم ستمکار مالک روی زمین باشند آرزو کنند که همه دارایی خود را فدا دهند (تا مگر خویشتن را از عذاب برهانند و نتوانند) و چون عذاب را مشاهده کنند حسرت و پشیمانی خود را پنهان دارند (که شماتت از مردم نکشند) و در حق آنها حکم به عدل شود و به آنان هیچ ستمی نخواهد شد.///و اگر آنچه در زمین هست از آن هر کسی که ستم [شرک‌] ورزیده است، باشد، بی‌شک آن را بلا گردان کند، و چون عذاب را بنگرند پشیمانی [شان‌] را پنهان کنند، و در میان آنان دادگرانه داوری شود و بر آنان ستم نرود///و هر کس که ستم کرده، اگر تمامی آنچه روی زمین است در اختیار داشته باشد، (همه را از هول عذاب،) برای نجات خویش می‌دهد! و هنگامی که عذاب را ببینند، (پشیمان می‌شوند؛ اما) پشیمانی خود را کتمان می‌کنند (، مبادا رسواتر شوند)! و در میان آنها، بعدالت داوری می‌شود؛ و ستمی بر آنها نخواهد شد!///و اگر باشد آن را که ستم کرده است هر آنچه در زمین است هر آینه بدهدش به جای خویش و نهان کردند پشیمانی را گاهی که دیدند عذاب را و داوری شد میان ایشان به داد و ستم نشوند ایشان‌///و اگر همواره برای هر کس که ستم کرده، آنچه در زمین است باشد، ناگزیر آن را برای (خلاصی و) باز خرید خود فدیه می‌دهد. و چون عذاب را دیدند پشیمانی خود را پنهان داشتند. و میان آنان به قسط [: فضیلت] داوری شود و ستم (هم) نشوند. quran_en_fa Is it not (the case) that to Allah belongeth whatever is in the heavens and on earth? Is it not (the case) that Allah's promise is assuredly true? Yet most of them understand not. آگاه باشید! مسلما آنچه در آسمان‌ها وزمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست. بدانید که بی تردید وعده خدا حق است، ولی بیشترشان [این حقایق را] نمی‌دانند.///آگاه باشید! مسلما آنچه در آسمان‌ها وزمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست. بدانید که بی تردید وعده خدا حق است، ولی بیشترشان [این حقایق را] نمی‌دانند.///بدانید که هر چه در آسمانها و زمین است از آن خداست. و آگاه باشید که وعده خدا حق است، ولى بیشترشان نمى‌دانند.///بدانید که هر چه در آسمان‌ها و زمین است از آن خداست. بدانید که وعده‌ى خدا حق است، ولى بیشترشان نمى‌دانند///بدانید، که در حقیقت آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست. بدانید، که در حقیقت وعده خدا حق است ولى بیشتر آنان نمى‌دانند.///آگاه باشید! آنچه در آسمان‌ها و زمین است، قطعا از آن خداست. آگاه باشید که وعده‌ى خدا حتمى و راست است، لیکن بیشترشان نمى‌دانند.///آگاه باشید که هر چه در آسمانها و زمین است ملک خداست و هم آگاه باشید که وعده خدا همه حق محض است، ولی اکثر خلق از آن آگه نیستند.///بدانید که آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداوند است، بدانید که وعده الهی راست و درست است ولی بیشترینه آنان نمی‌دانند///آگاه باشید آنچه در آسمانها و زمین است، از آن خداست! آگاه باشید وعده خدا حق است، ولی بیشتر آنها نمی‌دانند!///همانا خدا را است آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همانا وعده خدا است حق و لیکن بیشترشان نمی‌دانند///هان! (که) به‌راستی آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آن خداست. هان! بی‌گمان وعده‌ی خدا حق است ولی بیشترشان نمی‌دانند. quran_en_fa It is He Who giveth life and who taketh it, and to Him shall ye all be brought back. او زنده می‌کند ومی میراند وبه سوی او بازگردانده می‌شوید.///او زنده می‌کند ومی میراند وبه سوی او بازگردانده می‌شوید.///اوست که زنده مى‌کند و مى‌میراند و همه به سوى او بازمى‌گردید.///او زنده مى‌کند و مى‌میراند و به سوى او برگردانده مى‌شوید///او زنده مى‌کند و مى‌میراند و به سوى او بازگردانیده مى‌شوید.///اوست که زنده مى‌کند و مى‌میراند، و به سوى او بازگردانده مى‌شوید.///خداست که زنده می‌کند و می‌میراند و باز همه به سوی او بازگردانده می‌شوید.///اوست که زنده می‌دارد و می‌میراند و به سوی او باز گردانده شوید///اوست که زنده می‌کند و می‌میراند، و به سوی او بازگردانده می‌شوید!///او زنده کند و بمیراند و به سویش بازگردانیده شوید///او زنده می‌کند و می‌میراند و به‌سویش باز گردانیده می‌شوید. quran_en_fa O mankind! there hath come to you a direction from your Lord and a healing for the (diseases) in your hearts,- and for those who believe, a guidance and a Mercy. ای مردم! یقینا از سوی پروردگارتان برای شما پند وموعظه‌ای آمده، و شفاست برای آنچه [ازبیماری‌های اعتقادی و اخلاقی] در سینه هاست، و سراسر هدایت و رحمتی است برای مؤمنان.///ای مردم! یقینا از سوی پروردگارتان برای شما پند وموعظه‌ای آمده، و شفاست برای آنچه [ازبیماری‌های اعتقادی و اخلاقی] در سینه هاست، و سراسر هدایت و رحمتی است برای مؤمنان.///اى مردم، براى شما از جانب پروردگارتان موعظه‌اى آمد و شفایى براى آن بیماریى که در دل دارید و راهنمایى و رحمتى براى مؤمنان.///اى مردم! به راستى براى شما از جانب پروردگارتان موعظه‌اى آمده است و شفایى براى آنچه در دل‌هاست و هدایت و رحمتى براى مؤمنان///اى مردم، به یقین، براى شما از جانب پروردگارتان اندرزى، و درمانى براى آنچه در سینه‌هاست، و رهنمود و رحمتى براى گروندگان [به خدا] آمده است.///اى مردم! بی‌گمان از سوى پروردگارتان پند و اندرزى براى شما آمد، که مایه‌ى شفاست براى آنچه در سینه‌هاى شماست، و هدایت و رحمتى براى مؤمنان است.///ای مردم عالم، به حقیقت نامه‌ای که همه پند و اندرز و شفای دلها و هدایت و رحمت بر مؤمنان است از جانب خدایتان آمد.///ای مردم از سوی پروردگارتان پندی برای شما و شفابخش دلها و رهنمود و رحمتی برای مؤمنان آمده است‌///ای مردم! اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است؛ و درمانی برای آنچه در سینه‌هاست؛ (درمانی برای دلهای شما؛) و هدایت و رحمتی است برای مؤمنان!///ای مردم همانا بیامد شما را اندرزی از پروردگار شما و درمانی برای آنچه در سینه‌هاست و هدایت و رحمتی برای مؤمنان‌///هان ای مردمان! به راستی برای شما از جانب پروردگارتان اندرزی و درمانی برای آنچه (بیماری) در سینه‌ها (تان) دارید و رهنمود و رحمتی بزرگ برای مؤمنان آمده است. quran_en_fa Say: "In the bounty of Allah. And in His Mercy,- in that let them rejoice": that is better than the (wealth) they hoard. بگو: [این موعظه، دارو، هدایت و رحمت] به فضل و رحمت خداست، پس باید مؤمنان به آن شاد شوند که آن از همه ثروتی که جمع می‌کنند، بهتر است.///بگو: [این موعظه، دارو، هدایت و رحمت] به فضل و رحمت خداست، پس باید مؤمنان به آن شاد شوند که آن از همه ثروتی که جمع می‌کنند، بهتر است.///بگو: به فضل خدا و رحمت او شادمان شوند، زیرا این دو از هر چه مى‌اندوزند بهتر است.///بگو: به فضل و رحمت خدا، باید خوشحال شوند که این از آنچه مى‌اندوزند بهتر است///بگو: «به فضل و رحمت خداست که [مؤمنان‌] باید شاد شوند.» و این از هر چه گرد مى‌آورند بهتر است.///بگو: «[مؤمنان،] تنها به فضل و رحمت خداوند شاد شوند، که آن، بهتر از هرچیزى است که مى‌اندوزند.»///بگو که باید منحصرا به فضل و رحمت خدا شادمان شوند (و به نزول قرآن مسرور باشند) که آن بهتر و مفیدتر از ثروتی است که می‌اندوزند.///بگو به فضل و رحمت خدا باید شادمانی کنند که این بهتر است از آنچه می‌اندوزند///بگو: «به فضل و رحمت خدا باید خوشحال شوند؛ که این، از تمام آنچه گردآوری کرده‌اند، بهتر است!»///بگو به فضل خدا و به رحمتش پس بدین باید شاد شوند آن بهتر است از آنچه گرد می‌آرند///بگو: «فقط به فضل و رحمت خدا، پس تنها به همین (بزرگ‌فضیلت رحمت ربانی) باید مؤمنان شادمان شوند.» (هم) او از هر چه گرد می‌آورند بهتر است. quran_en_fa Say: "See ye what things Allah hath sent down to you for sustenance? Yet ye hold forbidden some things thereof and (some things) lawful." Say: "Hath Allah indeed permitted you, or do ye invent (things) to attribute to Allah?" بگو: به من خبر دهید که آنچه خدا از رزق و روزی برای شما نازل کرده و شما بخشی از آن را حرام و بخشی را حلال کردید. بگو: آیا خدا این حرام و حلال کردن را به شما اجازه داده یا بر خدا دروغ می‌بندید؟!///بگو: به من خبر دهید که آنچه خدا از رزق و روزی برای شما نازل کرده و شما بخشی از آن را حرام و بخشی را حلال کردید. بگو: آیا خدا این حرام و حلال کردن را به شما اجازه داده یا بر خدا دروغ می‌بندید؟!///بگو: آیا به رزقى که خدا برایتان نازل کرده است نگریسته‌اید؟ بعضى را حرام شمردید و بعضى را حلال. بگو: خدا به شما اجازه داده است یا به او دروغ مى‌بندید؟///بگو: به من بگویید، آن روزى‌هایى که خدا براى شما نازل کرده و شما برخى از آن را حرام و برخى را حلال قرار داده‌اید، آیا خدا به شما اجازه داده است یا بر خدا دروغ مى‌بندید///بگو: «به من خبر دهید، آنچه از روزى که خدا براى شما فرود آورده [چرا] بخشى از آن را حرام و [بخشى را] حلال گردانیده‌اید.» بگو: «آیا خدا به شما اجازه داده یا بر خدا دروغ مى‌بندید؟»///بگو: «آیا دیدید هر رزقى که خداوند براى شما نازل کرده است، [از پیش خود] بعضى را حرام و بعضى را حلال قرار دادید؟» بگو: «آیا خداوند به شما اجازه داده، یا بر خداوند دروغ مى‌بندید؟»///باز (به مشرکان عرب) بگو: با من بگویید که آیا رزقی که خدا برای شما فرستاده (و حلال فرموده) و شما از پیش خود بعضی را حرام و بعضی را حلال می‌کنید، آیا این به دستور خداست یا بر خدا افترا می‌بندید؟///بگو بیندیشید که در رزقی که خداوند برایتان فرستاده است [چرا] چیزی را حرام و چیزی را حلال می‌گردانید بگو آیا خداوند به شما اجازه داده است، یا آنکه بر خداوند دروغ می‌بندید؟///بگو: «آیا روزیهایی را که خداوند بر شما نازل کرده دیده‌اید، که بعضی از آن را حلال، و بعضی را حرام نموده‌اید؟!» بگو: «آیا خداوند به شما اجازه داده، یا بر خدا افترا می‌بندید (و از پیش خود، حلال و حرام می‌کنید؟!)»///بگو آیا دیدید آنچه را فرستاد خدا برای شما از روزی پس قرار دادید از آن حرامی و حلالی بگو آیا خدا به شما اجازت داده است یا بر خدا دروغ بندید///بگو: «آیا دیدید، آنچه از روزی که خدا برایتان فرود آورده پس بخشی از آن را حرام و (بخشی را) حلال گردانیده‌اید؟» بگو: «آیا خدا به شما اجازه داده یا بر خدا افترا می‌بندید؟» quran_en_fa And what think those who invent lies against Allah, of the Day of Judgment? Verily Allah is full of bounty to mankind, but most of them are ungrateful. و کسانی که بر خدا دروغ می‌بندند، گمانشان به روز قیامت چیست؟ بی تردید خدا نسبت به همه مردم، صاحب فضل و احسان است، ولی بیشترشان سپاس نمی‌گزارند.///و کسانی که بر خدا دروغ می‌بندند، گمانشان به روز قیامت چیست؟ بی تردید خدا نسبت به همه مردم، صاحب فضل و احسان است، ولی بیشترشان سپاس نمی‌گزارند.///آنان که به خدا دروغ مى‌بندند در باره روز قیامت چه گمان کرده‌اند؟ خدا فضل خود را به مردمان ارزانى مى‌دارد، ولى بیشترینشان شکر نمى‌گویند.///آنها که به خدا دروغ مى‌بندند به روز قیامت چه گمان مى‌برند [جز عذاب را؟] همانا خدا نسبت به مردم، صاحب کرم است اما بیشتر آنها سپاسگزار نیستند///و کسانى که بر خدا دروغ مى‌بندند، روز رستاخیز چه گمان دارند؟ در حقیقت، خدا بر مردم، داراى بخشش است ولى بیشترشان سپاسگزارى نمى‌کنند.///کسانى که به خدا دروغ مى‌بندند، [درباره‌ى کیفر] روز قیامت چه گمانى دارند؟ همانا خداوند داراى بخشش و احسان بر مردم است؛ ولى بیشترشان سپاس­گزارى نمى‌کنند.///و آنان که بر خدا دروغ می‌بندند مگر چه گمان دارند به روز قیامت؟! البته خدا را با بندگان فضل و احسان بسیار است ولی اکثر مردم شکر نمی‌کنند.///و دروغ زنان بر خداوند در روز قیامت چه گمان دارند؟ خداوند بر مردمان بخشش و بخشایش دارد ولی بیشترشان سپاس نمی‌گزارند///آنها که بر خدا افترا می‌بندند، درباره (مجازات) روز رستاخیز، چه می‌اندیشند؟! خداوند نسبت به همه مردم فضل (و بخشش) دارد، اما اکثر آنها سپاسگزاری نمی‌کنند!///و چیست پندار آنان که بندند بر خدا دروغ را روز قیامت همانا خدا دارای فضل است بر مردم و لیکن بیشتر ایشان سپاس نگزارند///و کسانی که بر خدا افترا می‌بندند، به روز رستاخیز چه گمانی دارند؟ بی‌گمان، خدا بر مردمان، کانون بخشش است ولی بیشترشان سپاس نمی‌گزارند. quran_en_fa In whatever business thou mayest be, and whatever portion thou mayest be reciting from the Qur'an,- and whatever deed ye (mankind) may be doing,- We are witnesses thereof when ye are deeply engrossed therein. Nor is hidden from thy Lord (so much as) the weight of an atom on the earth or in heaven. And not the least and not the greatest of these things but are recorded in a clear record. [ای پیامبر!] در هیچ شغل و کاری نمی‌باشی، و هیچ بخشی از قرآن را که از سوی خداست، تلاوت نمی‌کنی، و [شما ای مردم!] هیچ کاری انجام نمی‌دهید، مگر آنکه وقتی سرگرم به آن کار هستید، گواه و شاهد شماییم. و به اندازه وزن ذره‌ای در زمین و آسمان از پروردگارت پوشیده نیست و نه کوچک‌تر از آن ذره و نه بزرگ‌تر از آن نیست، مگر آنکه در کتابی روشن ثبت است.///[ای پیامبر!] در هیچ شغل و کاری نمی‌باشی، و هیچ بخشی از قرآن را که از سوی خداست، تلاوت نمی‌کنی، و [شما ای مردم!] هیچ کاری انجام نمی‌دهید، مگر آنکه وقتی سرگرم به آن کار هستید، گواه و شاهد شماییم. و به اندازه وزن ذره‌ای در زمین و آسمان از پروردگارت پوشیده نیست و نه کوچک‌تر از آن ذره و نه بزرگ‌تر از آن نیست، مگر آنکه در کتابی روشن ثبت است.///در هر کارى که باشى، و هر چه از قرآن بخوانى و دست به هر عملى که بزنید هنگامى که بدان مى‌پردازید ما ناظر بر شما هستیم. بر پروردگار تو حتى به مقدار ذره‌اى در زمین و آسمانها پوشیده نیست. و هر چه کوچکتر از آن یا بزرگ‌تر از آن باشد، در کتاب مبین نوشته شده است.///در هیچ کارى وارد نمى‌شوى و هیچ قرآنى از جانب او نمى‌خوانى و هیچ عملى نمى‌کنید جز این که همان لحظه که بدان مى‌پردازید ما ناظر شماییم، و هموزن ذره‌اى در زمین و نه در آسمان از خداى تو پوشیده نیست، و نه کوچک‌تر از آن و نه بزرگ‌تر، مگر آن که در مکتوبى روش///و در هیچ کارى نباشى و از سوى او [=خدا] هیچ [آیه‌اى‌] از قرآن نخوانى و هیچ کارى نکنید، مگر اینکه ما بر شما گواه باشیم آنگاه که بدان مبادرت مى‌ورزید. و هم‌وزن ذره‌اى، نه در زمین و نه در آسمان از پروردگار تو پنهان نیست، و نه کوچکتر و نه بزرگتر از آن چیزى نیست، مگر اینکه در کتابى روشن [درج شده‌] است.///و [تو] در هیچ حال [و اندیشه‌اى] نیستى، و هیچ بخشى از قرآن را نمى‌خوانى و [شما مردم!] هیچ عملى را انجام نمى‌دهید، مگر آنکه چون وارد آن [کار] مى‌شوید، ما بر شما گواهیم و چیزى به وزن ذره‌اى، نه در زمین و نه در آسمان، از پروردگارت پوشیده نیست، و نه کوچک‌تر از آن و نه بزرگ‌تر، جز آنکه درکتاب روشن، ثبت است.///و تو در هیچ حالی نباشی و هیچ آیه‌ای از قرآن تلاوت نکنی و به هیچ عملی تو و امت وارد نشوید جز آنکه ما همان لحظه شما را مشاهده می‌کنیم و هیچ چیز به وزن ذره‌ای در همه زمین و آسمان از خدای تو پنهان نیست و کوچکتر از ذره و بزرگتر از آن هر چه هست همه در کتاب مبین حق (و لوح علم الهی) مسطور است.///و تو در هیچ کاری نیستی و هیچ بخشی از قرآن را از سوی او نمی‌خوانی و شما نیز هیچ عملی نمی‌کنید مگر آنکه آنگاه که به آن می‌پردازید ما بر شما گواهیم، و هم سنگ ذره‌ای نه در زمین و نه در آسمان از پروردگارت پنهان نیست و کوچکتر و بزرگتر از این چیزی نیست مگر آنکه در کتابی مبین [لوح محفوظ] ثبت است‌///در هیچ حال (و اندیشه‌ای) نیستی، و هیچ قسمتی از قرآن را تلاوت نمی‌کنی، و هیچ عملی را انجام نمی‌دهید، مگر اینکه ما گواه بر شما هستیم در آن هنگام که وارد آن می‌شوید! و هیچ چیز در زمین و آسمان، از پروردگار تو مخفی نمی‌ماند؛ حتی به اندازه سنگینی ذره‌ای، و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر، مگر اینکه (همه آنها) در کتاب آشکار (و لوح محفوظ علم خداوند) ثبت است!///و نباشی تو در کاری و نه برخوانی از آن قرآنی (خواندنی) را و نکنید کاری را به جز آنکه باشیم بر شما گواه هنگامی که فرو می‌روید در آن و پوشیده نماند از پروردگارت سنگینی ذره‌ای نه در زمین و نه در آسمان و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر مگر در کتابی است آشکار///و در هیچ حال و کاری نباشی و از او [: خدا] هیچ (آیه‌ای) از قرآن نخوانی. و هیچ کاری نمی‌کنید، مگر اینکه ما بر شما گواه بوده‌ایم، آن‌گاه که بی‌امان در ژرفای آن غوطه‌ورید. و هم‌وزن ذره‌ای - نه در زمین و نه در آسمان - از پروردگارت پنهان نیست. و نه کوچک‌تر از آن و نه بزرگ‌تر، (چیزی) نیست، مگر (اینکه) در کتابی روشنگر است. quran_en_fa Behold! verily on the friends of Allah there is no fear, nor shall they grieve; آگاه باشید! یقینا دوستان خدا نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.///آگاه باشید! یقینا دوستان خدا نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.///آگاه باشید که بر دوستان خدا بیمى نیست و غمگین نمى‌شوند.///آگاه باشید که اولیاى خدا را نه بیمى است و نه اندوهگین مى‌شوند///آگاه باشید، که بر دوستان خدا نه بیمى است و نه آنان اندوهگین مى‌شوند.///آگاه باشید که قطعا بر اولیای خدا ترسى نیست و اندوهگین نمى‌شوند؛///آگاه باشید که دوستان خدا هرگز هیچ ترسی (از حوادث آینده عالم) و هیچ حسرت و اندوهی (از وقایع گذشته جهان) در دل آنها نیست.///بدانید که دوستداران خدا، نه بیمی بر آنهاست و نه اندوهگین می‌شوند///آگاه باشید (دوستان و) اولیای خدا، نه ترسی دارند و نه غمگین می‌شوند!///همانا دوستان خدا نیست بر ایشان بیمی و نه اندوهگین شوند///هان! بی‌گمان بر دوستان (و پیروان) خدا نه هرگز بیمی است و نه آنان اندوهگین می‌شوند. quran_en_fa Those who believe and (constantly) guard against evil;- آنان که ایمان آورده‌اند و همواره پرهیزکاری دارند.///آنان که ایمان آورده‌اند و همواره پرهیزکاری دارند.///کسانى را که ایمان آوردند و پرهیزگارى مى‌کردند،///همانان که ایمان آوردند و پرهیزکارى مى‌کردند///همانان که ایمان آورده و پرهیزگارى ورزیده‌اند.///آنان که ایمان آورده‌اند و شیوه‌ى آنان پرهیزکارى است.///آنان که اهل ایمان و خداترسند.///همان کسانی که ایمان آورده‌اند و تقوا ورزیده‌اند///همانها که ایمان آوردند، و (از مخالفت فرمان خدا) پرهیز می‌کردند.///آنان که ایمان آوردند و بودند پرهیز می‌کردند///کسانی که ایمان آورده و پرهیزگاری می‌ورزیده‌اند، quran_en_fa For them are glad tidings, in the life of the present and in the Hereafter; no change can there be in the words of Allah. This is indeed the supreme felicity. آنان را در زندگی دنیا وآخرت مژده و بشارت است [در دنیا به وسیله وحی و در آخرت به خطاب خدا و گفتار فرشتگان] در کلمات خدا [که وعده‌ها و بشارت‌های اوست] هیچ دگرگونی نیست؛ این است کامیابی بزرگ.///آنان را در زندگی دنیا وآخرت مژده و بشارت است [در دنیا به وسیله وحی و در آخرت به خطاب خدا و گفتار فرشتگان] در کلمات خدا [که وعده‌ها و بشارت‌های اوست] هیچ دگرگونی نیست؛ این است کامیابی بزرگ.///بشارت است ایشان را در دنیا و آخرت. سخن خدا دگرگون نمى‌شود. این است کامیابى بزرگ.///براى ایشان در زندگى این دنیا و در آخرت بشارت است. وعده‌هاى خدا را تغییرى نیست. این است آن کامیابى بزرگ///در زندگى دنیا و در آخرت مژده براى آنان است. وعده‌هاى خدا را تبدیلى نیست؛ این همان کامیابى بزرگ است.///براى آنان، در زندگى دنیا و آخرت بشارت است. تبدیل و تغییرى در سخنان [و وعده‌هاى] الهى نیست، و آن همان رستگارى بزرگ است.///آنها را پیوسته بشارت است هم در حیات دنیا (به مکاشفات در عالم خواب) و هم در آخرت (به نعمتهای بهشت). سخنان خدا را تغییر و تبدیلی نیست، این است فیروزی بزرگ.///آنان در زندگانی دنیا [رؤیاهای‌] بشارت‌بخش دارند، و در آخرت هم [بهشت دارند]، وعده‌های الهی خلف و خلاف ندارد، این همان رستگاری بزرگ است‌///در زندگی دنیا و در آخرت، شاد (و مسرور) ند؛ وعده‌های الهی تخلف ناپذیر است! این است آن رستگاری بزرگ!///آنان را است بشارت در زندگانی دنیا و در آخرت نیست تبدیلی برای سخنان خدا این است آن رستگاری بزرگ‌///در زندگی دنیا و در آخرت برترین مژده تنها برای آنان است. کلمات خدا هرگز تبدیل‌پذیر نیست. این همان کامیابی بی‌رنج بزرگ است. quran_en_fa Let not their speech grieve thee: for all power and honour belong to Allah: It is He Who heareth and knoweth (all things). و گفتار [بی اساس و تبلیغات ناروای] مخالفان، تو را غمگین نکند؛ زیرا همه عزت و توانمندی برای خداست؛ او شنوا و داناست.///و گفتار [بی اساس و تبلیغات ناروای] مخالفان، تو را غمگین نکند؛ زیرا همه عزت و توانمندی برای خداست؛ او شنوا و داناست.///سخن آنان تو را محزون نسازد. عزت به تمامى از آن خداوند است. اوست که شنوا و داناست.///سخن آنها تو را محزون نکند! عزت به تمامى از آن خداست، او شنواى داناست///سخن آنان تو را غمگین نکند، زیرا عزت، همه از آن خداست. او شنواى داناست.///گفتار مخالفان، تو را غمگین نسازد؛ زیرا عزت، به تمامى، از آن خداوند است، و او شنوا و داناست.///و سخن منکران خاطرت را غمگین نسازد، که هر عزت و اقتداری مخصوص خداست و او شنوا و داناست.///و سخن ایشان تو را اندوهگین نکند، که عزت به تمامی به دست خداست، او شنوای داناست‌///سخن آنها تو را غمگین نسازد! تمام عزت (و قدرت)، از آن خداست؛ و او شنوا و داناست!///و اندوهگینت نکند گفتارشان همانا عزت از آن خداست همگی او است شنوای دانا///و سخن (ناهنجار) آنان تو را غمگین نکند. به‌راستی تمامی عزت تنها از آن خداست (و) او بسیار شنوای بس داناست. quran_en_fa Behold! verily to Allah belong all creatures, in the heavens and on earth. What do they follow who worship as His "partners" other than Allah? They follow nothing but fancy, and they do nothing but lie. آگاه باشید! یقینا هر که در آسمان‌ها و هر که در زمین است در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست؛ و کسانی که به جای خدا معبودانی را می‌پرستند، از حق پیروی نمی‌کنند؛ آنان [در این پرستش] فقط از گمان و ظن پیروی می‌کنند و آنان فقط دروغ می‌بافند.///آگاه باشید! یقینا هر که در آسمان‌ها و هر که در زمین است در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست؛ و کسانی که به جای خدا معبودانی را می‌پرستند، از حق پیروی نمی‌کنند؛ آنان [در این پرستش] فقط از گمان و ظن پیروی می‌کنند و آنان فقط دروغ می‌بافند.///آگاه باشید که از آن خداست هر چه در آسمانها و زمین است و آنان که سواى خدا را شریکان مى‌خوانند، جز از گمان خویش پیروى نمى‌کنند و جز دروغ نمى‌گویند.///آگاه باش که هر که در آسمان‌ها و هر که در زمین است از آن خداست، و کسانى که غیر از خدا شریکانى [براى او] مى‌خوانند، از چه پیروى مى‌کنند؟ آنها صرفا از پندار پیروى مى‌کنند و جز دروغ نمى‌گویند///آگاه باش، که هر که [و هر چه‌] در آسمانها، و هر که [و هر چه‌] در زمین است از آن خداست. و کسانى که غیر از خدا شریکانى را مى‌خوانند، [از آنها] پیروى نمى‌کنند. اینان جز از گمان پیروى نمى‌کنند و جز گمان نمى‌برند.///آگاه باشید! هر کس در آسمان‌ها و هر کس در زمین است، از آن خداست. و کسانى که به جاى خداوند، شریکانى را مى‌خوانند، [از آنها نیز] پیروى نمى‌کنند، بلکه جز گمان خود، چیز دیگرى را پیروى نمى‌کنند. و آنان فقط دروغ می‌بافند.///آگاه باش که هر که در همه آسمانها و هر که در زمین است ملک خداست و مشرکان که غیر از خدا را می‌خوانند چه چیزی را پیروی می‌کنند؟ آنچه پیروی می‌کنند گمان باطلی بیش نیست و جز آنکه دروغی بافند و تخمینی زنند کاری ندارند.///بدانید که هرکس که در آسمانها و هرکس که در زمین است، ملک و مطیع خداوند است، و کسانی که غیر از خداوند را به دعا می‌خوانند، در حقیقت از شریکانی که قائلند پیروی نمی‌کنند، و پیروی نمی‌کنند مگر از پندار، و کاری جز برساختن ندارند///آگاه باشید تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند، از آن خدا می‌باشند! و آنها که غیر خدا را همتای او می‌خوانند، (از منطق و دلیلی) پیروی نمی‌کنند؛ آنها فقط از پندار بی اساس پیروی می‌کنند؛ و آنها فقط دروغ می‌گویند!///همانا خدای را است آنکه در آسمانها و آنکه در زمین است و پیروی نکنند آنان که خوانند جز خدا شریکانی پیروی نکنند جز پندار را و نیستند جز گمان‌آوران‌///هان! هر که (و هر چه) در آسمان‌ها و هر که (و هر چه) در زمین است تنها از آن خداست و کسانی که غیر از خدا شریکانی را می‌خوانند (اینان) از آنان پیروی نمی‌کنند. اینان جز از گمان پیروی نمی‌نمایند و جز دروغ‌پردازی - بر مبنای گمان (بی‌پایه) - ندارند. quran_en_fa He it is That hath made you the night that ye may rest therein, and the day to make things visible (to you). Verily in this are signs for those who listen (to His Message). اوست کسی که شب [تاریک] را برای شما پدید آورد تا در آن بیارامید، و روز را نور افشان [قرار داد تا در آن به کار و کوشش بپردازید]؛ یقینا در این امور برای گروهی که حقایق را بشنوند، نشانه هایی [از توحید و قدرت و ربوبیت خدا] ست.///اوست کسی که شب [تاریک] را برای شما پدید آورد تا در آن بیارامید، و روز را نور افشان [قرار داد تا در آن به کار و کوشش بپردازید]؛ یقینا در این امور برای گروهی که حقایق را بشنوند، نشانه هایی [از توحید و قدرت و ربوبیت خدا] ست.///اوست که شب را برایتان پدید آورد تا در آن بیارامید و روز را پدید آورد تا در آن ببینید. در اینها براى مردمى که مى‌شنوند عبرتهاست.///اوست که شب را برایتان پدید آورد تا در آن بیارامید و روز را [چشم‌اندازى‌] روشن گردانید. بى‌تردید در اینها براى مردمى که مى‌شنوند نشانه‌هاست///اوست کسى که براى شما شب را قرار داد تا در آن بیارامید و روز را روشن [گردانید]. بى گمان، در این [امر] براى مردمى که مى‌شنوند نشانه‌هایى است.///اوست کسى که شب را براى شما قرار داد تا در آن آرامش یابید و روز را روشنى‌بخش گردانید [تا به کار بپردازید]. یقینا در این [نظام حکیمانه و هدفدار،] نشانه‌هایى براى گروهى است که مى‌شنوند.///اوست خداوندی که شب تار را برای آسایش شما و روز را روشن (برای امر معاش) مقرر فرمود، که در آن نشانه‌هایی (از قدرت خدا) برای مردمی که بشنوند پدیدار است.///او کسی است که شب را برای شما آفرید تا در آن آرام گیرید و روز را چشم‌اندازی روشن ساخت، در این عبرتها برای گروهی است که گوش شنوا دارند///او کسی است که شب را برای شما آفرید، تا در آن آرامش بیابید؛ و روز را روشنی بخش (تا به تلاش زندگی پردازید) در اینها نشانه‌هایی است برای کسانی که گوش شنوا دارند!///او است آنکه نهاد برای شما شب را تا بیارامید در آن و روز را بینا همانا در این است آیتهائی برای گروهی که بشنوند///او کسی است که برای شما شب را قرار داد تا در آن آرامش گیرید، و روز را دیده‌بان (گردانید). بی‌گمان، در این (امر) برای گروهی که می‌شنوند نشانه‌هایی است. quran_en_fa They say: "Allah hath begotten a son!" - Glory be to Him! He is self-sufficient! His are all things in the heavens and on earth! No warrant have ye for this! say ye about Allah what ye know not? [مشرکان بر پایه گمان واهی خود] گفتند: خدا برای خود فرزندی گرفته است!! او منزه از هر عیب و نقصی است، او از هر چیزی بی نیاز است، آنچه در آسمان‌ها و زمین است، در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست؛ نزد شما بر این ادعا [ی پوچ] هیچ دلیل و برهانی نیست، آیا چیزی را از روی جهل و نادانی به خدا نسبت می‌دهید؟!///[مشرکان بر پایه گمان واهی خود] گفتند: خدا برای خود فرزندی گرفته است!! او منزه از هر عیب و نقصی است، او از هر چیزی بی نیاز است، آنچه در آسمان‌ها و زمین است، در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست؛ نزد شما بر این ادعا [ی پوچ] هیچ دلیل و برهانی نیست، آیا چیزی را از روی جهل و نادانی به خدا نسبت می‌دهید؟!///گفتند: خدا فرزندى برگزیده است. منزه است. بى‌نیاز است. از آن اوست هر چه در آسمانها و زمین است. شما را بر آن سخن دلیلى نیست. چرا در باره خدا چیزهایى مى‌گویید که به آن آگاه نیستید؟///گفتند: خدا فرزندى گرفته است، منزه است او. بى‌نیاز است او. آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن اوست. شما بر این گفته حجت ندارید. آیا چیزى را که نمى‌دانید به خدا نسبت مى‌دهید///گفتند: «خدا فرزندى براى خود اختیار کرده است.» منزه است او. او بى‌نیاز است. آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست. شما را بر این [ادعا] حجتى نیست. آیا چیزى را که نمى‌دانید، به دروغ بر خدا مى‌بندید؟///[مشرکان] گفتند: «خداوند فرزندى گرفته است!» او منزه است! او بى‌نیاز است! آنچه در آسمان‌ها و زمین است، از آن اوست. هیچ دلیلى نزد شما بر این گفتار نیست. آیا آنچه را نمى‌دانید به خدا نسبت مى‌دهید؟///کافران قائل شدند که خدا فرزندی اتخاذ کرده (چنین نیست) او منزه است و هم بی‌نیاز که هر چه در آسمانها و زمین است همه ملک اوست، و شما کافران و مشرکان بر این قول خود هیچ دلیلی ندارید، آیا بی‌دلیل و از روی جهالت نسبت به خدا چنین دروغ سخن می‌گویید؟!///[مشرکان‌] گفتند خداوند فرزندی برگزیده است، او منزه است، او بی‌نیاز است، او راست آنچه در آسمانها و زمین است، شما دلیلی بر این [ادعا] ندارید، آیا چیزی را که نمی‌دانید به خداوند نسبت می‌دهید؟///گفتند: «خداوند فرزندی برای خود انتخاب کرده است»! (از هر عیب و نقص و احتیاجی) منزه است! او بی‌نیاز است! از آن اوست آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است! شما هیچ‌گونه دلیلی بر این ادعا ندارید! آیا به خدا نسبتی می‌دهید که نمی‌دانید؟!///گفتند برگرفت خدا فرزندی منزه است او او است بی‌نیاز وی را است آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است نیست نزد شما فرمانروائی بدان آیا گوئید بر خدا آنچه را نمی‌دانید///گفتند: «خدا فرزندی برای خود برگرفته.» او منزه (و) بی‌نیاز است. آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن اوست. بر این (ادعا) نزد شما هیچ گونه (برهان و) سلطه‌ای نیست. آیا چیزی را که نمی‌دانید، به دروغ بر خدا می‌بندید؟ quran_en_fa Say: "Those who invent a lie against Allah will never prosper." بگو: کسانی که بر خدا دروغ می‌بندند، یقینا رستگار نمی‌شوند.///بگو: کسانی که بر خدا دروغ می‌بندند، یقینا رستگار نمی‌شوند.///بگو: آنها که به خدا دروغ مى‌بندند رستگار نمى‌شوند.///بگو: آنان که به خدا دروغ مى‌بندند، یقینا رستگار نمى‌شوند///بگو: «در حقیقت کسانى که بر خدا دروغ مى‌بندند، رستگار نمى‌شوند.»///بگو: «کسانى که بر خداوند دروغ مى‌بندند، رستگار نمى‌شوند.»///بگو: هرگز آنان که به خدا نسبت دروغ دهند نجات و رستگاری ندارند.///بگو کسانی که بر خداوند دروغ می‌بندند، رستگار نمی‌شوند///بگو: «آنها که به خدا دروغ می‌بندند، (هرگز) رستگار نمی‌شوند!///بگو همانا آنان که بندند بر خدا دروغ را رستگار نشوند///بگو: «کسانی که بر خدا همواره دروغ می‌بندند، رستگارکنندگان نیستند.» quran_en_fa A little enjoyment in this world!- and then, to Us will be their return, then shall We make them taste the severest penalty for their blasphemies. در دنیا [بهره آنان از دروغ بستن] بهره‌ای [اندک] است؛ آن گاه بازگشتشان به سوی ماست؛ سپس به آنان به کیفر آنکه کفر می‌ورزیدند، عذابی سخت می‌چشانیم.///در دنیا [بهره آنان از دروغ بستن] بهره‌ای [اندک] است؛ آن گاه بازگشتشان به سوی ماست؛ سپس به آنان به کیفر آنکه کفر می‌ورزیدند، عذابی سخت می‌چشانیم.///برخوردارى از دنیا، آنگاه بازگشتشان به سوى ما. سپس به کیفر کفرورزیدنشان عذابى سختشان مى‌چشانیم.///برخوردارى [اندکى‌] در این دنیاست، سپس بازگشتشان به سوى ماست، آن‌گاه به خاطر این که کفر مى‌ورزیدند عذاب سختشان مى‌چشانیم///بهره‌اى [اندک‌] در دنیا [دارند]. سپس بازگشتشان به سوى ماست. آنگاه به [سزاى‌] آنکه کفر مى‌ورزیدند، عذاب سخت به آنان مى‌چشانیم.///بهره‌اى اندک در دنیا دارند، سپس بازگشت آنان به سوى ماست، آنگاه به سزاى کفرشان، عذاب سخت به آنان مى‌چشانیم.///(این گفتار باطل، همه برای طمع) متاع دنیاست، سپس بازگشتشان به سوی ما خواهد بود و ما آنها را به کیفر کفرشان عذابی سخت بچشانیم.///بهره‌وری [گذرایی‌] در دنیاست، سپس بازگشتشان به سوی ماست، آنگاه عذاب شدید را به خاطر کفرورزیدنشان به ایشان می‌چشانیم‌///بهره‌ای (ناچیز) از دنیا دارند؛ سپس بازگشتشان بسوی ماست؛ و بعد، به آنها مجازات شدید به سزای کفرشان می‌چشانیم!///کامیابی است در دنیا و سپس بسوی ما است بازگشت ایشان پس بچشانیمشان عذاب سخت را بدانچه بودند کفر می‌ورزیدند///(این‌) بهره‌ای است اندک در دنیا؛ سپس بازگشتشان تنها به سوی ماست. پس آن‌گاه به (سزای) آنچه کفر می‌ورزیده‌اند، عذابی سخت به آنان می‌چشانیم. quran_en_fa Relate to them the story of Noah. Behold! he said to his people: "O my people, if it be hard on your (mind) that I should stay (with you) and commemorate the signs of Allah,- yet I put my trust in Allah. Get ye then an agreement about your plan and among your partners, so your plan be on to you dark and dubious. Then pass your sentence on me, and give me no respite. و سرگذشت [پر فایده و عبرت آموز] نوح را برای آنان بگو، آن گاه که به قوم خود گفت: ای قوم من! اگر اقامت طولانی من میان شما و پند واندرزم به وسیله آیات خدا، بر شما گران و دشوار است [از هیچ کاری بر ضد من کوتاهی نکنید] من بر خدا توکل کردم، پس شما عزم و تصمیم خود و قدرت معبودانتان را [که گمان می‌کنید شما را یاری می‌دهند] روی هم بگذارید تا تلاشتان [بر ضد من] بر شما مبهم و پوشیده نباشد، آن گاه به زندگی من خاتمه دهید و مرا [چشم به هم زدنی] مهلت ندهید.///و سرگذشت [پر فایده و عبرت آموز] نوح را برای آنان بگو، آن گاه که به قوم خود گفت: ای قوم من! اگر اقامت طولانی من میان شما و پند واندرزم به وسیله آیات خدا، بر شما گران و دشوار است [از هیچ کاری بر ضد من کوتاهی نکنید] من بر خدا توکل کردم، پس شما عزم و تصمیم خود و قدرت معبودانتان را [که گمان می‌کنید شما را یاری می‌دهند] روی هم بگذارید تا تلاشتان [بر ضد من] بر شما مبهم و پوشیده نباشد، آن گاه به زندگی من خاتمه دهید و مرا [چشم به هم زدنی] مهلت ندهید.///برایشان داستان نوح را بخوان، آنگاه که به قوم خود گفت: اى قوم من، اگر درنگ‌کردن من در میان شما و یادآورى آیات خدا بر شما گران مى‌آید، من بر خدا توکل مى‌کنم، ساز و برگ خویش و بتانتان را گرد آورید چنان که هیچ چیز از کارى که مى‌کنید بر شما پوشیده نباشد و به دشمنى من قدم به پیش نهید و مرا مهلت مدهید.///و خبر نوح را بر آنها بخوان، آن‌گاه که به قوم خود گفت: اى قوم من! اگر قیام و حضور من در میان شما و تذکراتم در باره‌ى آیات الهى بر شما گران آمده است، [باید بدانید که‌] من بر خدا توکل کرده‌ام پس کار و نیرو و معبودهایتان را یکجا کنید تا کارتان بر خودتان///و خبر نوح را بر آنان بخوان، آنگاه که به قوم خود گفت: «اى قوم من، اگر ماندن من [در میان شما] و اندرز دادن من به آیات خدا، بر شما گران آمده است، [بدانید که من‌] بر خدا توکل کرده‌ام. پس [در] کارتان با شریکان خود همداستان شوید، تا کارتان بر شما ملتبس ننماید سپس در باره من تصمیم بگیرید و مهلتم ندهید.»///و بر آنان سرگذشت نوح را بخوان، آنگاه که به قوم خود گفت: «اى قوم من! اگر موقعیت من [در میان شما] و یادآورى‌ام نسبت به آیات خداوند، بر شما سنگین و تحمل‌ناپذیر است، پس [بدانید که] من تنها بر خداوند توکل کرده‌ام پس شما و شریکانتان فکرتان را جمع کنید تا چیزى از کارتان بر شما پوشیده نماند، سپس درباره‌ى من تصمیم بگیرید و مهلتم ندهید!///و حکایت نوح را بر اینان باز خوان که به امتش گفت: ای قوم اگر مقام رسالت و اندرز من به آیات خدا بر شما گران می‌آید، من تنها به خدا توکل کردم، شما هم به اتفاق بتان و خدایان باطل خود هر مکر و تدبیری (بر آزار من) دارید انجام دهید تا امر بر شما پوشیده نباشد و درباره من هر مکر و اندیشه دارید به کار برید و مهلتم ندهید.///و بر آنان خبر نوح را بخوان، آنگاه که به قومش گفت ای قوم من، اگر قیام من و پند دادنم به آیات الهی بر شما گران آمده است، [بدانید که من‌] بر خداوند توکل کرده‌ام، شما با شریکانی که قائلید کارتان را هماهنگ و عزمتان را جزم کنید، سپس در کارتان پرده‌پوشی نکنید، آنگاه کار مرا یکسره کنید و مهلتم ندهید///سرگذشت نوح را بر آنها بخوان! در آن هنگام که به قوم خود گفت: «ای قوم من! اگر تذکرات من نسبت به آیات الهی، بر شما سنگین (و غیر قابل تحمل) است، (هر کار از دستتان ساخته است بکنید.) من بر خدا توکل کرده‌ام! فکر خود، و قدرت معبودهایتان را جمع کنید؛ سپس هیچ چیز بر شما پوشیده نماند؛ (تمام جوانب کارتان را بنگرید؛) سپس به حیات من پایان دهید، و (لحظه‌ای) مهلتم ندهید! (اما توانایی ندارید!)///و بخوان بر ایشان داستان نوح را گاهی که گفت به قوم خویش ای قوم من اگر گران است بر شما ماندن من و یادآوردن من آیتهای خدا را پس بر خدا توکل نمودم پس گردآورید کار خود و شریکان خود را تا نباشد کار شما بر شما اندوهی سپس بگذرانید بسوی من و مهلتم ندهید///و خبر بزرگ نوح را بر آنان بخوان، چون به قوم خود گفت: «ای قوم من! اگر جایگاه (رسالتی) من (در میان شما) و یادآوردنم با آیات خدا، بر شما گران آمده است، من تنها بر خدا توکل کرده‌ام. پس کارتان را و (کار) شریکان (ساخته‌ی) خودتان را در جمع همدست (و همداستان) کنید، سپس کارتان بر شما پوشیده، مجهول و تحیربار نماند. پس آن‌گاه درباره‌ی من تصمیم بگیرید و مهلتم (هم) ندهید.» quran_en_fa "But if ye turn back, (consider): no reward have I asked of you: my reward is only due from Allah, and I have been commanded to be of those who submit to Allah's will (in Islam)." اگر [از پذیرش دعوتم] روی بگردانید [خود زیان کرده‌اید] من از شما [در برابر ابلاغ رسالتم] پاداشی نمی‌خواهم؛ پاداش من فقط بر عهده خداست و مأمورم که از تسلیم شدگان [در برابر فرمان‌های حق] باشم.///اگر [از پذیرش دعوتم] روی بگردانید [خود زیان کرده‌اید] من از شما [در برابر ابلاغ رسالتم] پاداشی نمی‌خواهم؛ پاداش من فقط بر عهده خداست و مأمورم که از تسلیم شدگان [در برابر فرمان‌های حق] باشم.///و اگر پشت کردید، من از شما هیچ پاداشى نخواسته‌ام، که پاداش من با خداست و من مأمور شده‌ام که از تسلیم‌شدگان باشم.///و اگر پشت کردید، من از شما مزدى نخواستم، که مزد من جز بر خدا نیست و دستور یافته‌ام که از اهل تسلیم باشم/// «و اگر روى گردانیدید، من مزدى از شما نمى‌طلبم. پاداش من جز بر عهده خدا نیست، و مأمورم که از گردن‌نهندگان باشم.»///پس اگر پشت کردید، من از شما اجرتى نخواسته‌ام. پاداش من تنها بر خداست و من مأمورم که تسلیم فرمان او باشم.»///پس اگر شما روی گردانیده (و نصیحت مرا نپذیرفتید) من از شما اجری نخواسته بلکه اجر من تنها بر خداست و من خود از جانب حق مأمورم که از اهل اسلام و تسلیم حکم او باشم.///و اگر رویگردان شوید بدانید که من پاداشی از شما نخواسته‌ام، چرا که پاداشم تنها بر خداوند است، و دستور یافته‌ام که از اهل تسلیم باشم‌///و اگر از قبول دعوتم روی بگردانید، (کار نادرستی کرده‌اید؛ چه اینکه) من از شما مزدی نمی‌خواهم؛ مزد من، تنها بر خداست! و من مأمورم که از مسلمین [= تسلیم شدگان در برابر فرمان خدا] باشم!»///پس اگر پشت کردید همانا نخواهم از شما پاداشی نیست پاداشم مگر بر خدا و مأمور شدم که باشم از مسلمانان‌///«در نتیجه اگر روی گردانیدید، من مزدی از شما نخواستم. پاداش من جز بر خدا نیست. و مأمور شده‌ام که از تسلیم‌شدگان (در برابر خدا) باشم.» quran_en_fa They rejected Him, but We delivered him, and those with him, in the Ark, and We made them inherit (the earth), while We overwhelmed in the flood those who rejected Our Signs. Then see what was the end of those who were warned (but heeded not)! پس او را تکذیب کردند؛ ما هم او و کسانی را که در کشتی همراه او بودند [از آن توفان مهلک] نجات دادیم، و آنان را جانشینان [غرق شدگان] نمودیم، و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، غرق کردیم؛ پس [با تأمل] بنگر که سرانجام کسانی که بیم داده شدند، چگونه بود؟!///پس او را تکذیب کردند؛ ما هم او و کسانی را که در کشتی همراه او بودند [از آن توفان مهلک] نجات دادیم، و آنان را جانشینان [غرق شدگان] نمودیم، و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، غرق کردیم؛ پس [با تأمل] بنگر که سرانجام کسانی که بیم داده شدند، چگونه بود؟!///تکذیبش کردند و ما او و همراهانش را در کشتى برهانیدیم و آنان را جانشین پیشینیان ساختیم و کسانى را که آیات ما را دروغ مى‌انگاشتند غرقه کردیم. پس بنگر که عاقبت بیم‌داده‌شدگان چگونه بود.///اما او را تکذیب کردند و ما او و کسانى را که در کشتى با او بودند نجات دادیم و آنها را جانشین [کافران‌] کردیم و کسانى را که آیات ما را تکذیب کردند غرق نمودیم. پس بنگر که عاقبت بیم داده شدگان چسان شد///پس او را تکذیب کردند. آنگاه وى را با کسانى که در کشتى همراه او بودند نجات دادیم، و آنان را جانشین [تبهکاران‌] ساختیم، و کسانى را که آیات ما را تکذیب کردند غرق کردیم. پس بنگر که فرجام بیم‌داده‌شدگان چگونه بود.///پس او را تکذیب کردند. آنگاه ما، او و کسانى را که در کشتى همراه او بودند، نجات دادیم و آنان را جانشین [در زمین] قرار دادیم. و همه‌ى کسانى که آیات ما را تکذیب کردند، غرق ساختیم. پس بنگر که پایان کار هشدار داده‌شدگان چگونه بود!///قوم نوح باز او را تکذیب کردند، ما هم او و پیروانش را که با او در کشتی بودند نجات داده و خلفای روی زمین قرار دادیم و آنان که آیات ما را تکذیب کردند همه را غرق کردیم، بنگر تا عاقبت انذار شدگان به کجا کشید!///اما او را دروغگو انگاشتند، آنگاه او و همراهانش را در کشتی نجات دادیم و آنان را جانشین [پیشینیان‌] گرداندیم، و دروغ انگاران آیات خود را غرقه ساختیم، پس بنگر که سرانجام هشدار یافتگان چگونه بود///اما آنها او را تکذیب کردند! و ما، او و کسانی را که با او در کشتی بودند، نجات دادیم؛ و آنان را جانشین (و وارث کافران) قرار دادیم؛ و کسانی را که آیات ما را تکذیب کردند، غرق نمودیم! پس ببین عاقبت کار کسانی که انذار شدند (و به انذار الهی اهمیت ندادند)، چگونه بود!///پس تکذیبش کردند پس رهانیدیمش و هر که را با او بود در کشتی و گردانیدیم ایشان را جانشیانی و غرق ساختیم آنان را که تکذیب کردند آیتهای ما را پس بنگر چگونه شد فرجام بیم‌دادگان‌///پس او را تکذیب کردند. آن‌گاه وی را با کسانی که در کشتی همراه او بودند نجات دادیم و اینان را جانشینان (آنان) ساختیم و کسانی را که با آیات ما (همان‌ها و ما را) تکذیب کردند غرق کردیم. پس بنگر فرجام هشدار داده‌شدگان چگونه بود. quran_en_fa Then after him We sent (many) messengers to their peoples: they brought them Clear Signs, but they would not believe what they had already rejected beforehand. Thus do We seal the hearts of the transgressors. سپس بعد از نوح، پیامبرانی را به سوی قومشان فرستادیم، پس برای آنان دلایل آشکار آوردند، ولی قومشان بر آن نبودند که به آنچه پیش از آن تکذیب کرده بودند ایمان آورند؛ این گونه دل‌های متجاوزان را مهر [بدبختی] می‌زنیم.///سپس بعد از نوح، پیامبرانی را به سوی قومشان فرستادیم، پس برای آنان دلایل آشکار آوردند، ولی قومشان بر آن نبودند که به آنچه پیش از آن تکذیب کرده بودند ایمان آورند؛ این گونه دل‌های متجاوزان را مهر [بدبختی] می‌زنیم.///آنگاه پس از او پیامبرانى بر قومشان مبعوث کردیم و آنان دلیلهاى روشن آوردند ولى مردم به آنچه پیش از آن تکذیبش کرده بودند، ایمان‌آورنده نبودند. بر دلهاى تجاوزکاران اینچنین مهر مى‌نهیم.///آن‌گاه از پى او رسولانى را به سوى قومشان فرستادیم که برایشان حجت‌ها آوردند، ولى آنها بر آن نبودند تا به چیزى که قبلا تکذیبش کرده بودند ایمان بیاورند. ما بدین سان بر دل‌هاى متجاوزان مهر غفلت مى‌نهیم///آنگاه، پس از وى رسولانى را به سوى قومشان برانگیختیم، و آنان دلایل آشکار برایشان آوردند، ولى ایشان بر آن نبودند که به چیزى که قبلا آن را دروغ شمرده بودند ایمان بیاورند. این گونه ما بر دلهاى تجاوزکاران مهر مى‌نهیم.///آنگاه پیامبرانى را پس از نوح به سوى قومشان فرستادیم، پس آنان معجزات و دلایل روشن را براى مردم آوردند؛ ولى مردم بر آن نبودند که به آنچه قبلا تکذیبش کرده بودند، ایمان بیاورند. ما این­گونه بر دل‌هاى متجاوزان مهر مى‌زنیم.///آن گاه بعد از نوح پیغمبرانی را به امتانشان فرستادیم، آنها با آیات و معجزات بر آن امتها آمدند و آنان هم همان آیاتی را که پیشینیان تکذیب کردند، تکذیب کرده و ایمان نیاوردند. این چنین ما هم بر دل‌های سرکشان مهر برنهیم.///سپس، بعد از او پیامبرانی برای قومهایشان برانگیختیم، و برای آنان معجزاتی آوردند، ولی آنان بر آن نبودند که به چیزی که از پیش انکار کرده بودند، ایمان بیاورند، بدین‌سان بر دلهای تجاوزکاران مهر می‌نهیم‌///سپس بعد از نوح، رسولانی به سوی قومشان فرستادیم؛ آنان دلایل روشن برایشان آوردند؛ اما آنها، به چیزی که پیش از آن تکذیب کرده بودند، ایمان نیاوردند! اینچنین بر دلهای تجاوزکاران مهر می‌نهیم (تا چیزی را درک نکنند)!///سپس برانگیختیم پس از او پیمبرانی بسوی قومشان پس بیامدندشان به نشانیها پس نبودند که ایمان آرند بدانچه تکذیب کردند از پیش بدینسان مهر نهیم بر دلهای تجاوزکنندگان‌///سپس، بعد از وی رسولانی را به سوی قومشان برانگیختیم. پس آنان با دلایل آشکار فراسویشان آمدند، ولی ایشان بر آن نبودند به چیزی که پیشتر با آن (همان را) تکذیب کرده بودند ایمان بیاورند. این‌گونه ما بر دل‌های تجاوزکاران مهر می‌نهیم. quran_en_fa Then after them sent We Moses and Aaron to Pharaoh and his chiefs with Our Signs. But they were arrogant: they were a people in sin. آن گاه پس از آنان موسی و هارون را با آیات خود به سوی فرعون و اشراف و سران قومش فرستادیم، پس آنان تکبر ورزیدند و آنان گروهی گنهکار بودند.///آن گاه پس از آنان موسی و هارون را با آیات خود به سوی فرعون و اشراف و سران قومش فرستادیم، پس آنان تکبر ورزیدند و آنان گروهی گنهکار بودند.///و پس از آنها موسى و هارون را همراه آیاتمان بر فرعون و مهتران قومش مبعوث کردیم. و آنان سرکشى کردند و مردمى تبهکار بودند.///آن‌گاه از پى آنان موسى و هارون را با آیات خویش به سوى فرعون و اشراف او فرستادیم، ولى آنها بزرگى کردند و قومى عصیانگر بودند///سپس، بعد از آنان موسى و هارون را با آیات خود، به سوى فرعون و سران [قوم‌] وى فرستادیم، و [لى آنان‌] گردنکشى کردند و گروهى تبهکار بودند.///سپس بعد از آنان، موسى و هارون را همراه با معجزات خویش، به سوى فرعون و سران قومش فرستادیم؛ اما آنان که گروهى تبهکار بودند، تکبر ورزیدند.///آن‌گاه بعد از آن رسولان، موسی و هارون را با معجزات خود به سوی فرعون و اشراف مملکت او فرستادیم، آنها هم گردنکشی کردند و مردمی تبهکار بودند.///سپس بعد از ایشان موسی و هارون را با معجزات خویش به سوی فرعون و بزرگان قومش فرستادیم، ولی استکبارورزیدند و قومی گناهکار بودند///بعد از آنها، موسی و هارون را با آیات خود به سوی فرعون و اطرافیانش فرستادیم؛ اما آنها تکبر کردند (و زیر بار حق نرفتند؛ چرا که) آنها گروهی مجرم بودند!///سپس برانگیختیم پس از ایشان موسی و هارون را بسوی فرعون و قوم او به آیتهای ما پس کبر ورزیدند و شدند قومی گنهکاران‌///سپس، بعد از آنان موسی و هارون را با آیات خود، سوی فرعون و سرانش فرستادیم. پس گردنکشی کردند و گروهی تبهکار بوده‌اند. quran_en_fa When the Truth did come to them from Us, they said: "This is indeed evident sorcery!" پس هنگامی که حق از نزد ما به سویشان آمد، گفتند: مسلما این جادویی است آشکار.///پس هنگامی که حق از نزد ما به سویشان آمد، گفتند: مسلما این جادویی است آشکار.///و چون حق از نزد ما به سوى ایشان آمد، گفتند که این جادویى آشکار است.///پس چون حق از نزد ما سویشان آمد، گفتند: به راستى این جادویى آشکار است///پس چون حق از نزد ما به سویشان آمد، گفتند: «قطعا این سحرى آشکار است.»///پس هنگامى که از جانب ما حق به سراغشان آمد، گفتند: «قطعا این یک جادوى آشکار است!»///و چون حق از جانب ما بر آنها آمد گفتند: این سحر بودنش بر همه آشکار است.///و چون حق از جانب ما به سوی آنان آمد، گفتند بی‌گمان این جادویی آشکار است‌///و هنگامی که حق از نزد ما بسراغ آنها آمد، گفتند: «این، سحری است آشکار!»///و هنگامی که بیامدشان حق از نزد ما گفتند همانا این است جادوئی آشکار///پس چون حق از نزد ما سویشان آمد گفتند: «بی‌گمان این سحری آشکارگر است.» quran_en_fa Said Moses: "Say ye (this) about the truth when it hath (actually) reached you? Is sorcery (like) this? But sorcerers will not prosper." موسی گفت: آیا درباره حق هنگامی که به سویتان آمد، می‌گویید: آیا این جادوست؟ [نه، این جادو نیست، اگر جادو بود پیروزی نداشت] زیرا جادوگران پیروز نمی‌شوند.///موسی گفت: آیا درباره حق هنگامی که به سویتان آمد، می‌گویید: آیا این جادوست؟ [نه، این جادو نیست، اگر جادو بود پیروزی نداشت] زیرا جادوگران پیروز نمی‌شوند.///موسى گفت: آیا سخن حق را که اینک بر شما نازل شده است جادو مى‌خوانید، و حال آنکه جادوگران رستگار نمى‌شوند؟///موسى گفت: آیا در باره‌ى حق، اکنون که براى شما آمده مى‌گویید: [این سحر است؟] در حالى که ساحران رستگار نمى‌شوند///موسى گفت: «آیا وقتى حق به سوى شما آمد، مى‌گویید: [این سحر است؟] آیا این سحر است؟ و حال آنکه جادوگران رستگار نمى‌شوند.»///موسى گفت: «آیا چون حق به سراغ شما آمد، مى‌گویید: آیا این سحر است؟ در حالى که جادوگران هرگز رستگار نمى شوند.»///موسی به آنان گفت: آیا به آیات حق که برای شما آمد نسبت سحر می‌دهید؟ آیا این سحر است و حال آنکه ساحران را هرگز فلاح و فیروزی نخواهد بود؟!///موسی گفت آیا این سخن را درباره حقی که برای شما آمده است می‌گویید؟ آیا این جادوست، حال آنکه جادوگران رستگار نمی‌شوند///موسی گفت: «آیا درباره حق، هنگامی که به سوی شما آمد، (چنین) می‌گویید؟! آیا این سحر است؟! در حالی که ساحران (هرگز) رستگار (و پیروز) نمی‌شوند!///گفت موسی آیا گوئید به حق گاهی که بیامده است شما را آیا جادو است این و رستگار نشوند جادوگران‌///موسی گفت: «آیا هنگامی که حق سوی شما آمد، می‌گویید آیا این سحری است‌؟ حال آنکه جادوگران رستگار نمی‌کنند.» quran_en_fa They said: "Hast thou come to us to turn us away from the ways we found our fathers following,- in order that thou and thy brother may have greatness in the land? But not we shall believe in you!" گفتند: آیا به سوی ما آمده‌ای تا ما را از آیینی که پدرانمان را بر آن یافته‌ایم، برگردانی و [با نابود کردن ما] قدرت و حکومت در این سرزمین برای شما دو نفر باشد؟ و ما به شما دو نفر ایمان نمی‌آوریم!///گفتند: آیا به سوی ما آمده‌ای تا ما را از آیینی که پدرانمان را بر آن یافته‌ایم، برگردانی و [با نابود کردن ما] قدرت و حکومت در این سرزمین برای شما دو نفر باشد؟ و ما به شما دو نفر ایمان نمی‌آوریم!///گفتند: آیا آمده‌اى تا ما را از آن آیین که پدرانمان را بر آن یافته‌ایم منصرف سازى تا در زمین سرورى یابید؟ ولى ما به شما ایمان نمى‌آوریم.///گفتند: آیا به سوى ما آمده‌اى تا ما را از آیینى که پدرانمان را بر آن یافته‌ایم بازگردانى و در این سرزمین بزرگى مخصوص شما دو تن باشد؟ و ما هرگز به شما ایمان‌آور نیستیم///گفتند: «آیا به سوى ما آمده‌اى تا ما را از شیوه‌اى که پدرانمان را بر آن یافته‌ایم بازگردانى، و بزرگى در این سرزمین براى شما دو تن باشد؟ ما به شما دو تن ایمان نداریم.»///گفتند: «[اى موسى!] آیا آمده‌اى تا ما را از راهى که پدرانمان را بر آن یافته‌ایم، برگردانى، تا بزرگى و حکومت در زمین براى شما دو نفر باشد؟ و [لى] ما به شما دو نفر ایمان‌آور نیستیم.»///پاسخ دادند که آیا تو آمده‌ای که ما را از عقاید و آدابی که پدران خود را بر آن یافته‌ایم بازگردانی تا خود و برادرت هارون در زمین سلطنت یابید و بر ما حکمفرما شوید؟ ما هرگز به شما ایمان نخواهیم آورد.///گفتند آیا به سراغ ما آمده‌ای که ما را از شیوه‌ای که پدرانمان را بر آن یافته بودیم، بازداری، و در این سرزمین ریاست از شما دو تن باشد؟ و ما [سخن‌] شما را باور نداریم‌///گفتند: «آیا آمده‌ای که ما را، از آنچه پدرانمان را بر آن یافتیم، منصرف سازی؛ و بزرگی (و ریاست) در روی زمین، از آن شما دو تن باشد؟! ما (هرگز) به شما ایمان نمی‌آوریم!»///گفتند آیا آمدی ما را تا برگردانی ما را از آنچه یافتیم بر آن پدران خویش را و باشد برای شما بزرگواری در زمین و نیستیم ما برای شما باورکنندگان‌///گفتند: «آیا سوی ما آمده‌ای تا ما را از شیوه‌ای که پدرانمان را بر آن یافته‌ایم رویگردان کنی و بزرگواری در این سرزمین تنها برای شما دو تن باشد؟ در حالی که ما برای شما دو تن ایمان (و اطمینان) آورنده نیستیم.» quran_en_fa Said Pharaoh: "Bring me every sorcerer well versed." و فرعون گفت: [برای درهم کوبیدن این دو نفر] هر جادوگر دانا و زبردستی را نزد من آورید.///و فرعون گفت: [برای درهم کوبیدن این دو نفر] هر جادوگر دانا و زبردستی را نزد من آورید.///فرعون گفت: همه جادوگران دانا را نزد من بیاورید.///و فرعون گفت: همه جادوگران دانا و ماهر را پیش من آرید///و فرعون گفت: «هر جادوگر دانایى را پیش من آورید.»///و فرعون گفت: «هر جادوگر کاردانى را نزد من بیاورید.»///و فرعون (به اتباعش) گفت: هر کجا ساحری ماهر و داناست همه را نزد من حاضر کنید.///و فرعون گفت همه جادوگران دانا را به نزد من آورید///فرعون گفت: «(بروید و) هر جادوگر (و ساحر) دانایی را نزد من آورید!»///و گفت فرعون بیارید مرا به هر جادوگری دانشمند///و فرعون (به کارگردانانش) گفت: «هر جادوگر دانایی را پیش من آورید.» quran_en_fa When the sorcerers came, Moses said to them: "Throw ye what ye (wish) to throw!" چون جادوگران آمدند، موسی به آنان گفت: آنچه را بر افکندن آن مصمم هستید، بیفکنید.///چون جادوگران آمدند، موسی به آنان گفت: آنچه را بر افکندن آن مصمم هستید، بیفکنید.///چون جادوگران آمدند، موسى گفت: بیفکنید هر چه را که باید بیفکنید.///و چون جادوگران آمدند، موسى به آنها گفت: آنچه قرار است بیفکنید، بیفکنید///و چون جادوگران آمدند، موسى به آنان گفت: «آنچه را مى‌اندازید بیندازید.»///پس چون جادوگران آمدند، موسى به آنان گفت: «آنچه را که مى‌توانید بیافکنید، بیافکنید!»///آن گاه که ساحران همه حاضر شدند موسی به ساحران گفت که شما اول بساط سحر خود را بیندازید.///و چون جادوگران فرا آمدند، موسی به آنان گفت چیزی را که اندازنده‌اش هستید، بیندازید///هنگامی که ساحران (به میدان مبارزه) آمدند، موسی به آنها گفت: «آنچه (از وسایل سحر) را می‌توانید بیفکنید، بیفکنید!»///پس گاهی که آمدند جادوگران گفت بدیشان موسی بیفکنید آنچه را هستید افکنندگان‌///پس چون جادوگران آمدند، موسی به آنان گفت: «آنچه را شما اندازنده‌اید بیندازید.» quran_en_fa When they had had their throw, Moses said: "What ye have brought is sorcery: Allah will surely make it of no effect: for Allah prospereth not the work of those who make mischief. پس هنگامی که افکندند، موسی گفت: آنچه را در این صحنه آوردید، جادوست؛ مسلما خدا آن را به زودی باطل می‌کند، قطعا خدا، کار مفسدان را [که برای تقویت طاغیان انجام می‌دهند] به سامان نمی‌آورد.///پس هنگامی که افکندند، موسی گفت: آنچه را در این صحنه آوردید، جادوست؛ مسلما خدا آن را به زودی باطل می‌کند، قطعا خدا، کار مفسدان را [که برای تقویت طاغیان انجام می‌دهند] به سامان نمی‌آورد.///چون بیفکندند، موسى گفت: آنچه شما آورده‌اید جادوست و خدا آن را باطل خواهد ساخت، زیرا خدا کار مفسدان را به صلاح نمى‌آورد.///چون بیفکندند، موسى گفت: آنچه آورده‌اید جادوست و خدا به زودى باطلش مى‌کند که خدا کار مفسدان را به سامان نمى‌رساند///پس چون افکندند، موسى گفت: «آنچه را شما به میان آوردید سحر است. به زودى خدا آن را باطل خواهد کرد. آرى، خدا کار مفسدان را تأیید نمى‌کند.»///پس چون [ساحران، ابزار خود را] افکندند، موسى گفت: «آنچه شما آورده‌اید، جادوست. خداوند به زودى آن را باطل خواهد کرد. چرا که خداوند، کار مفسدان را اصلاح نمى‌کند.»///آن‌گاه که ساحران بساط جادو انداختند، موسی گفت: خدا البته سحر شما را باطل خواهد کرد، که خدا هرگز عمل مفسدان را اصلاح نکند.///و چون درانداختند، موسی گفت آنچه به میان آورده‌اید، جادوست، که خداوند به زودی باطلش می‌کند، چرا که خداوند عمل مفسدان را تایید نمی‌کند///هنگامی که افکندند، موسی گفت: «آنچه شما آوردید، سحر است؛ که خداوند بزودی آن را باطل می‌کند؛ چرا که خداوند (هرگز) عمل مفسدان را اصلاح نمی‌کند!///سپس هنگامی که افکندند گفت موسی آنچه آوردید جادو است و خدا زود است تباه سازدش همانا خدا راست نیارد کردار تبهکاران را///پس چون افکندند، موسی گفت: «آنچه را شما (به میان) آوردید سحر است. زودا (که) خدا آن را همواره باطل کند. بی‌گمان خدا کار مفسدان را اصلاح نمی‌کند.» quran_en_fa "And Allah by His words doth prove and establish His truth, however much the sinners may hate it!" و خدا حق را با دلایل و معجزاتش ثابت و پابرجا می‌کند، گرچه گنهکاران خوش نداشته باشند.///و خدا حق را با دلایل و معجزاتش ثابت و پابرجا می‌کند، گرچه گنهکاران خوش نداشته باشند.///و خداوند با سخنان خود حق را به اثبات مى‌رساند، اگر چه مجرمان را ناخوش آید.///و خدا با کلمات خویش حق را تثبیت مى‌کند، هر چند مجرمان خوش نداشته باشند///و خدا با کلمات خود، حق را ثابت مى‌گرداند، هر چند بزهکاران را خوش نیاید.///و خداوند، حق را با کلمات و قدرت و سنت‌هاى خویش تثبیت مى‌کند، هر چند مجرمان از آن ناخشنود شوند!///و خدا به (آیات و) کلمات خود حق را تا ابد پایدار گرداند هر چند بدکاران عالم راضی نباشند.///و خداوند به کلمات خویش حق را به کرسی می‌نشاند، ولو آنکه گناهکاران ناخوش داشته باشند///او حق را به وعده خویش، تحقق می‌بخشد؛ هر چند مجرمان کراهت داشته باشند!»///و بپای می‌دارد خدا حق را به سخنان خویش و اگر چه خوش ندارند گنهکاران‌///و خدا با کلمات خود، حق را پای‌برجا و راست می‌آورد؛ هر چند بزهکاران را هرگز خوش نیاید. quran_en_fa But none believed in Moses except some children of his people, because of the fear of Pharaoh and his chiefs, lest they should persecute them; and certainly Pharaoh was mighty on the earth and one who transgressed all bounds. پس [در ابتدای کار] کسی به موسی ایمان نیاورد، مگر فرزندانی [انگشت شمار] از قومش آن هم با ترسی [شدید] از فرعون و اشراف و سران قوم خودشان که مبادا فرعونیان آنان را شکنجه و عذاب دهند؛ و مسلما فرعون در سرزمین مصر برتری خواه، و [در گناه، معصیت و ستم] از اسراف کاران بود.///پس [در ابتدای کار] کسی به موسی ایمان نیاورد، مگر فرزندانی [انگشت شمار] از قومش آن هم با ترسی [شدید] از فرعون و اشراف و سران قوم خودشان که مبادا فرعونیان آنان را شکنجه و عذاب دهند؛ و مسلما فرعون در سرزمین مصر برتری خواه، و [در گناه، معصیت و ستم] از اسراف کاران بود.///از بیم آزار فرعون و مهتران قوم او، جز گروهى از آنها به موسى ایمان نیاوردند. و فرعون در زمین برترى مى‌جست و او از گزافکاران بود.///و جز گروهى از فرزندان قوم موسى به او ایمان نیاوردند، آن هم با ترسى از فرعون و اشراف وى که مبادا عقوبتشان کند. به راستى فرعون در [آن‌] سرزمین خیلى سرکش و از افراطکاران بود///سرانجام، کسى به موسى ایمان نیاورد مگر فرزندانى از قوم وى، در حالى که بیم داشتند از آنکه مبادا فرعون و سران آنها ایشان را آزار رسانند، و در حقیقت، فرعون در آن سرزمین برترى‌جوى و از اسرافکاران بود.///[در آغاز] فقط گروهى اندک از فرزندان قوم موسى، به او ایمان آوردند، در حالى که از فرعون و اشراف آنان ترس داشتند که آنان را شکنجه کنند؛ زیرا فرعون در آن سرزمین، برترى‌جوى و از اسرافکاران بود.///پس کسی به موسی ایمان نیاورد جز قبیله او آن هم با حال خوف و تقیه از فرعون و مهتران اتباعش که مبادا فرعون در صدد فتنه و قتلشان برآید که فرعون در سرزمین مصر بسیار علو و سرکشی داشت و سخت متعدی و ستمکار بود.///لذا به موسی جز زاد و رودی [اندکشمار] از قومش ایمان نیاوردند، آن هم با ترس از فرعون و بزرگان قومش که مبادا ایشان را در بلا افکند، و فرعون در آن سرزمین گردنکش بود و همو از تجاوزگران بود///(در آغاز،) هیچ کس به موسی ایمان نیاورد، مگر گروهی از فرزندان قوم او؛ (آن هم) با ترس از فرعون و اطرافیانش، مبادا آنها را شکنجه کنند؛ زیرا فرعون، برتری‌جویی در زمین داشت؛ و از اسرافکاران بود!///پس ایمان نیاورد برای موسی جز تیره‌ای از قومش با ترسی از فرعون و کسان او نبادا برآشوبند بر ایشان و همانا فرعون برتری‌جوئی است در زمین و همانا او است از اسراف‌کنندگان‌///پس (سرانجام) کسانی برای موسی ایمان نیاوردند مگر گروهی اندک از قوم وی [: فرعون]، در حالی که بیم داشتند از آنکه مبادا فرعون و سرانشان ایشان را عذابی آتش‌بار رسانند. حال آنکه فرعون در آن سرزمین بی‌چون بسی زبردست و (هم) او بی‌گمان از اسرافکاران است. quran_en_fa Moses said: "O my people! If ye do (really) believe in Allah, then in Him put your trust if ye submit (your will to His)." و موسی گفت: ای قوم من! اگر به خدا ایمان آورده‌اید، پس بر او توکل کنید اگر از تسلیم شدگان [در برابر فرمان‌های حق] هستید.///و موسی گفت: ای قوم من! اگر به خدا ایمان آورده‌اید، پس بر او توکل کنید اگر از تسلیم شدگان [در برابر فرمان‌های حق] هستید.///موسى گفت: اى قوم من، اگر به خدا ایمان آورده‌اید و تسلیم فرمان هستید به او توکل کنید.///و موسى گفت: اى قوم من! اگر به خدا ایمان آورده‌اید، فقط بر او توکل کنید اگر سر تسلیم دارید///و موسى گفت: «اى قوم من، اگر به خدا ایمان آورده‌اید، و اگر اهل تسلیمید بر او توکل کنید.»///و موسى گفت: «اى قوم من! اگر به خداوند ایمان آورده‌اید و تسلیم او هستید، پس فقط بر او توکل کنید!»///و موسی گفت که‌ای قوم من، شما اگر به حقیقت ایمان به خدا آورده و اگر به راستی تسلیم فرمان او هستید بر او توکل کنید.///و موسی گفت ای قوم من، اگر به خداوند ایمان آورده‌اید و اگر اهل تسلیم هستید، پس بر او توکل کنید///موسی گفت: «ای قوم من! اگر شما به خدا ایمان آورده‌اید، بر او توکل کنید اگر تسلیم فرمان او هستید!»///و گفت موسی ای قوم اگر ایمان آوردید به خدا پس بر او توکل کنید اگر هستید مسلمانان (تسلیم‌شدگان)///و موسی گفت: «ای قوم من! اگر به خدا ایمان آورده بوده‌اید (و) اگر (در برابرش) مسلم بوده‌اید پس بر او توکل کنید.» quran_en_fa They said: "In Allah do we put out trust. Our Lord! make us not a trial for those who practise oppression; پس گفتند: ما فقط بر خدا توکل کردیم. پروردگارا! ما را دستخوش شکنجه و عذاب ستمکاران قرار مده.///پس گفتند: ما فقط بر خدا توکل کردیم. پروردگارا! ما را دستخوش شکنجه و عذاب ستمکاران قرار مده.///گفتند: بر خدا توکل کردیم، اى پروردگار ما، ما را مغلوب این مردم ستمکار مکن.///گفتند: تنها بر خدا توکل کردیم. پروردگارا! ما را مایه آزمون و آزار قوم ستمگر قرار مده///پس گفتند: «بر خدا توکل کردیم. پروردگارا، ما را براى قوم ستمگر [وسیله‌] آزمایش قرار مده.»///آنان گفتند: «تنها بر خداوند توکل کرده‌ایم. پروردگارا! ما را گرفتار سختى‌ها و آزمایش ستمگران قرار مده.///پیروان موسی نیز همه گفتند: ما بر خدا توکل کردیم، بار الها ما را دستخوش فتنه اشرار و قوم ستمکار مگردان.///در پاسخ گفتند بر خداوند توکل کردیم، پروردگارا ما را دستخوش ستمگران مگردان‌///گفتند: «تنها بر خدا توکل داریم؛ پروردگارا! ما را مورد شکنجه گروه ستمگر قرار مده!///گفتند بر خدا توکل کردیم پروردگارا نگردان ما را دستخوش گروه ستمکاران‌///پس گفتند: «تنها بر خدا توکل کردیم. پروردگارمان! ما را برای گروه ستمگران (مورد) آزمایشی آتش‌بار قرار مده.» quran_en_fa "And deliver us by Thy Mercy from those who reject (Thee)." و ما را به رحمتت از گروه کافران رهایی ده.///و ما را به رحمتت از گروه کافران رهایی ده.///و به رحمت خود ما را از این کافران رهایى بخش.///و ما را به رحمت خویش از قوم کافر رهایى بخش/// «و ما را به رحمت خویش، از گروه کافران نجات ده.»///و ما را به رحمت خویش، از شر قوم کافر رهایى بخش!»///و ما را به رحمت و لطف خود از شر کافران نجات ده.///و ما را به رحمت خویش از خدانشناسان رهایی بخش‌///و ما را با رحمتت از (دست) قوم کافر رهایی بخش!///و برهان ما را به رحمت خود از گروه کافران‌///«و ما را به رحمت خویش، از گروه کافران نجات‌بخش.» quran_en_fa We inspired Moses and his brother with this Message: "Provide dwellings for your people in Egypt, make your dwellings into places of worship, and establish regular prayers: and give glad tidings to those who believe!" و به موسی و برادرش وحی کردیم که خانه هایی در سرزمین مصر برای قوم خود فراهم آورید، و خانه هایتان را روبروی هم قرار دهید، و نماز را برپا دارید، و مؤمنان را [به رهایی از چنگال فرعونیان] مژده ده.///و به موسی و برادرش وحی کردیم که خانه هایی در سرزمین مصر برای قوم خود فراهم آورید، و خانه هایتان را روبروی هم قرار دهید، و نماز را برپا دارید، و مؤمنان را [به رهایی از چنگال فرعونیان] مژده ده.///به موسى و برادرش وحى کردیم که براى قوم خود در مصر خانه‌هایى مهیا کنید و خانه‌هاى خود را عبادتگاه سازید و نمازگزارید و مؤمنان را بشارت ده.///و به موسى و برادرش وحى کردیم که براى قوم خود در مصر خانه‌هایى ترتیب دهید و خانه‌هاى خویش را [به خاطر امنیت‌] رو به روى هم قرار دهید و نماز برپا دارید و مؤمنان را مژده ده///و به موسى و برادرش وحى کردیم که شما دو تن براى قوم خود در مصر خانه‌هایى ترتیب دهید و سراهایتان را رو به روى هم قرار دهید و نماز برپا دارید و مؤمنان را مژده ده.///و به موسى و برادرش وحى کردیم که در مصر، براى قوم خودتان، خانه‌هایى آماده کنید و خانه‌هایتان را مقابل هم بسازید. و نماز به پادارید. و به مؤمنان بشارت بده [که پیروزى با آنهاست].///و به موسی و برادرش (هارون) وحی کردیم که شما برای پیروانتان در شهر مصر منزل گیرید و (اکنون که از بیم فرعونیان به مساجد نتوانید رفت)، خانه‌هایتان را قبله و معبد خود قرار دهید و نماز به پا دارید و (تو هم ای رسول) مؤمنان را (به فتح در دنیا و بهشت در آخرت) بشارت ده.///و به موسی و برادرش وحی کردیم که قومتان را در مصر در خانه‌هایی سکنا دهید و خانه‌هایتان را [رو به‌] قبله کنید و نماز را برپا دارید و مؤمنان را بشارت ده‌///و به موسی و برادرش وحی کردیم که: «برای قوم خود، خانه‌هایی در سرزمین مصر انتخاب کنید؛ و خانه‌هایتان را مقابل یکدیگر (و متمرکز) قرار دهید! و نماز را برپا دارید! و به مؤمنان بشارت ده (که سرانجام پیروز می‌شوند!)»///و وحی نمودیم به موسی و برادرش که برگیرید برای قوم خویش در مصر (شهر) خانه‌هائی و بگردانید خانه‌های خویش را قبله و بپای دارید نماز را و بشارت ده به مؤمنان‌///و فراسوی موسی و برادرش وحی کردیم که: «شما دو تن برای قوم خود در مصر خانه‌هایی آماده کنید و سراهایتان را رویارویتان و هم قبله‌گاه (و ملجأ و پیشوای) مردمان قرار دهید و نماز را بر پا بدارید.» و مؤمنان را بشارت ده. quran_en_fa Moses prayed: "Our Lord! Thou hast indeed bestowed on Pharaoh and his chiefs splendour and wealth in the life of the present, and so, Our Lord, they mislead (men) from Thy Path. Deface, our Lord, the features of their wealth, and send hardness to their hearts, so they will not believe until they see the grievous penalty." و موسی گفت: پروردگارا! فرعون و اشراف و سرانش را در زندگی دنیا زیور و زینت [بسیار] و اموال [فراوان] داده‌ای که [نهایتا مردم را] از راه تو گمراه کنند، پروردگارا! اموالشان را نابود کن و دل هایشان را سخت گردان که ایمان نیاورند تا آنکه عذاب دردناک را ببینند.///و موسی گفت: پروردگارا! فرعون و اشراف و سرانش را در زندگی دنیا زیور و زینت [بسیار] و اموال [فراوان] داده‌ای که [نهایتا مردم را] از راه تو گمراه کنند، پروردگارا! اموالشان را نابود کن و دل هایشان را سخت گردان که ایمان نیاورند تا آنکه عذاب دردناک را ببینند.///موسى گفت: اى پروردگار ما، به فرعون و مهتران قومش در این جهان زینت و اموال داده‌اى، اى پروردگار ما، تا دیگران را از طریق تو گمراه کنند. اى پروردگار ما، اموالشان را تباه ساز و دلشان را سخت کن. ایمان نمى‌آورند تا آنگاه که عذاب دردآور را بنگرند.///و موسى گفت: پروردگارا! تو فرعون و مهترانش را در زندگى دنیا زینت و مال و منال داده‌اى، پروردگارا، تا [بندگانت را] از راه تو گمراه کنند. پروردگارا! اموالشان را نابود و دل‌هایشان را سخت گردان که ایمان نیاورند تا عذاب دردناک را ببینند///و موسى گفت: «پروردگارا، تو به فرعون و اشرافش در زندگى دنیا زیور و اموال داده‌اى، پروردگارا، تا [خلق را] از راه تو گمراه کنند، پروردگارا، اموالشان را نابود کن و آنان را دل‌سخت گردان که ایمان نیاورند تا عذاب دردناک را ببینند.»///و موسى گفت: «پروردگارا! تو به فرعون و بزرگان قومش در زندگى دنیا، زینت و اموال بسیار داده‌اى. که [به وسیله‌ى آنها،] مردم را از راه تو گمراه می‌سازند. پروردگارا! اموالشان را نابود کن و دل‌هایشان را سخت گردان؛ زیرا که آنان تا عذاب دردناک را نبینند، ایمان نخواهند آورد.»///و موسی عرض کرد: بار الها تو به فرعون و فرعونیان در حیات دنیا ملک و اموال و زیورهای بسیار بخشیدی که-پروردگارا-بدین وسیله بندگان را از راه تو گمراه کنند، بار خدایا، اموال آنها را نابود گردان و دلهایشان را سخت بربند که ایمان نیاورند تا هنگامی که عذاب دردناک را مشاهده کنند.///و موسی گفت پروردگارا تو به فرعون و بزرگان قومش در زندگانی دنیا، زینت و مال و منال بخشیدی، پروردگارا، که سرانجام [مردمان را] از راه تو گمراه دارند، پروردگارا اموالشان را بی‌برکت گردان و دلهایشان را سخت کن که تا زمانی که عذاب الیم را ببینند، ایمان نیاورند///موسی گفت: «پروردگارا! تو فرعون و اطرافیانش را زینت و اموالی (سرشار) در زندگی دنیا داده‌ای، پروردگارا! در نتیجه (بندگانت را) از راه تو گمراه می‌سازند! پروردگارا! اموالشان را نابود کن! و (بجرم گناهانشان،) دلهایشان را سخت و سنگین ساز، به گونه‌ای که ایمان نیاورند تا عذاب دردناک را ببینند!»///و گفت موسی پروردگارا همانا دادی فرعون و کسانش را زیوری و مالهائی در زندگانی دنیا تا گمراه کنند از راهت پروردگارا تباه ساز اموال آنان را و ببند دلهای آنان را که ایمان نیارند تا بنگرند عذاب دردناک را///و موسی گفت: «پروردگارمان! تو به فرعون و اشرافش در زندگی دنیا زیوری و اموالی بسیار داده‌ای - پروردگارمان! - تا (دیگران را) از راه تو به بیراهه کشند. پروردگارمان! اموالشان را محو و نابود کن و آنان را سخت‌دل گردان (چنان) که ایمان نیاورند، تا (هنگامی که) آن عذاب دردناک را ببینند.» quran_en_fa Allah said: "Accepted is your prayer (O Moses and Aaron)! So stand ye straight, and follow not the path of those who know not." [خدا] فرمود: دعای شما دو نفر پذیرفته شد؛ بنابراین [در ابلاغ پیام خدا] پابرجا واستوار باشید واز روش کسانی که جاهل و نادانند، پیروی نکنید.///[خدا] فرمود: دعای شما دو نفر پذیرفته شد؛ بنابراین [در ابلاغ پیام خدا] پابرجا واستوار باشید واز روش کسانی که جاهل و نادانند، پیروی نکنید.///گفت: خواست شما اجابت شد، ثابت‌قدم باشید و از طریقه نادانان پیروى مکنید.///فرمود: دعاى شما دو تن اجابت شد، پس استقامت کنید و به راه جاهلان نروید///فرمود: «دعاى هر دوى شما پذیرفته شد. پس ایستادگى کنید و راه کسانى را که نمى‌دانند پیروى مکنید.»///[خداوند] فرمود: «دعاى شما دو تن مستجاب شد، پس پایدار باشید و از شیوه‌ى نادانان پیروى نکنید.»///خدا فرمود: دعای شما مستجاب شد، پس هر دو استوار و پا برجا باشید و از راه مردم جاهل پیروی مکنید.///فرمود دعای شما دو تن اجابت شده است، پس پایداری کنید و از شیوه نادانان پیروی مکنید///فرمود: «دعای شما پذیرفته شد! استقامت به خرج دهید؛ و از راه (و رسم) کسانی که نمی‌دانند، تبعیت نکنید!»///گفت همانا مستجاب شد دعای شما پس پایداری کنید و پیروی نکنید راه آنان را که نمی‌دانند///(پروردگار) فرمود: «درخواست شما هر دو پذیرفته شد. پس همواره پایداری جویید و راه کسانی را که نمی‌دانند هرگز پیروی مکنید.» quran_en_fa We took the Children of Israel across the sea: Pharaoh and his hosts followed them in insolence and spite. At length, when overwhelmed with the flood, he said: "I believe that there is no god except Him Whom the Children of Israel believe in: I am of those who submit (to Allah in Islam)." وبنی اسرائیل را از دریا گذراندیم، پس فرعون و لشکریانش آنان را از روی ستم وتجاوز دنبال کردندتا هنگامی که بلای غرق شدن، او را فروگرفت، گفت: ایمان آوردم که هیچ معبودی جز همان که بنی اسرائیل به او ایمان آوردند، نیست و من از تسلیم شدگان [در برابر فرمان‌های حق] هستم.///وبنی اسرائیل را از دریا گذراندیم، پس فرعون و لشکریانش آنان را از روی ستم وتجاوز دنبال کردندتا هنگامی که بلای غرق شدن، او را فروگرفت، گفت: ایمان آوردم که هیچ معبودی جز همان که بنی اسرائیل به او ایمان آوردند، نیست و من از تسلیم شدگان [در برابر فرمان‌های حق] هستم.///ما بنى‌اسرائیل را از دریا گذرانیدیم. فرعون و لشکریانش به قصد ستم و تعدى به تعقیبشان پرداختند. چون فرعون غرق مى‌شد گفت: ایمان آوردم که هیچ خداوندى جز آن که بنى‌اسرائیل بدان ایمان آورده‌اند نیست، و من از تسلیم‌شدگانم.///و بنى اسرائیل را از دریا عبور دادیم. پس فرعون و سپاهش از سر ظلم و تجاوز آنها را دنبال کردند، تا چون غرق شدنش در رسید، گفت: ایمان آوردم که هیچ معبودى نیست جز همان که بنى اسرائیل به او ایمان آوردند و من از تسلیم شدگانم///و فرزندان اسرائیل را از دریا گذراندیم، پس فرعون و سپاهیانش از روى ستم و تجاوز، آنان را دنبال کردند، تا وقتى که در شرف غرق شدن قرار گرفت، گفت: «ایمان آوردم که هیچ معبودى جز آنکه فرزندان اسرائیل به او گرویده‌اند، نیست، و من از تسلیم‌شدگانم.»///و ما بنى‌اسرائیل را از دریا عبور دادیم. در حالى که فرعون و لشکریانش از روى ستم و تجاوز آنان را دنبال مى‌کردند. تا چون غرقاب، فرعون را فراگرفت، گفت: «ایمان آوردم که معبودى نیست جز همان که بنى‌اسرائیل به او ایمان آورده‌اند، و من از تسلیم شدگانم.»///و ما بنی اسرائیل را از دریا گذرانیدیم پس آنگه فرعون و سپاهش به ظلم و ستمگری آنها را تعقیب کردند تا چون هنگام غرق فرعون فرا رسید گفت: اینک من ایمان آوردم که حقا جز آن کسی که بنی اسرائیل به او ایمان دارند خدایی در عالم نیست و من هم از مسلمانان و اهل تسلیم فرمان او هستم.///و بنی‌اسرائیل را از دریا گذراندیم، آنگاه فرعون و سپاهیانش از روی ظلم و تجاوز سر در پی آنان نهادند، تا آنجا که او [فرعون‌] غرق شدن را نزدیک دید، گفت خدایی جز آنکه بنی‌اسرائیل به او ایمان آورده‌اند، نیست و من از اهل تسلیمم‌///(سرانجام) بنی اسرائیل را از دریا [= رود عظیم نیل‌] عبور دادیم؛ و فرعون و لشکرش از سر ظلم و تجاوز، به دنبال آنها رفتند؛ هنگامی که غرقاب دامن او را گرفت، گفت: «ایمان آوردم که هیچ معبودی، جز کسی که بنی اسرائیل به او ایمان آورده‌اند، وجود ندارد؛ و من از مسلمین هستم!»///و گذراندیم بنی‌اسرائیل را از دریا پس پیروی کرد ایشان را فرعون و سپاه او به ستم و سرکشی تا گاهی که دریافت او را غرق گفت باور کردم که نیست خدائی جز آنکه ایمان بدو آوردند بنی‌اسرائیل و منم از مسلمانان (تسلیم‌شدگان)///و فرزندان اسرائیل را از دریا گذراندیم. پس فرعون و سپاهیانش -از روی ستم و تجاوز- به سرعت آنان را دنبال کردند. تا آن هنگام (و هنگامه‌ای) که غرق گریبانش را فرو گرفت. گفت: «(اکنون) ایمان آوردم که هیچ معبودی - جز آنکه فرزندان اسرائیل به او گرویده‌اند - نیست و من از تسلیم‌شوندگانم.» quran_en_fa (It was said to him): "Ah now!- But a little while before, wast thou in rebellion!- and thou didst mischief (and violence)! [به اوگفته شد:] اکنون [که به نابودی خود یقین داری و زمان بازگشت به خدا سپری شده ایمان می‌آوری؟!] در حالی که پیش از این عصیان می‌ورزیدی و از تبهکاران بودی؟///[به اوگفته شد:] اکنون [که به نابودی خود یقین داری و زمان بازگشت به خدا سپری شده ایمان می‌آوری؟!] در حالی که پیش از این عصیان می‌ورزیدی و از تبهکاران بودی؟///آیا اکنون؟ و تو پیش از این عصیان مى‌کردى و از مفسدان بودى.///آیا حالا [ایمان مى‌آورى؟] در حالى که پیش از این نافرمانى کردى و از تباهکاران بودى///اکنون؟ در حالى که پیش از این نافرمانى مى‌کردى و از تباهکاران بودى؟///آیا اکنون!؟ در حالى که پیش‌تر نافرمانى مى‌کردى و از تبهکاران بودى؟///اکنون باید ایمان بیاوری؟ در صورتی که از این پیش عمری به (کفر و) نافرمانی زیستی و از مردم ظالم بدکار بودی.///اینک [ایمان می‌آوری‌]؟ و حال آنکه پیشتر سرپیچی کرده و از تبهکاران بودی‌///(اما به او خطاب شد:) الآن؟!! در حالی که قبلا عصیان کردی، و از مفسدان بودی!///آیا کنون حالی که عصیان کردی پیش و بودی از تباهکاران‌///(بدو گفته شد): «اکنون (ایمان می‌آوری)؟! در حالی که پیش از این همواره نافرمانی می‌کردی و از افسادگران بوده‌ای‌؟» quran_en_fa "This day shall We save thee in the body, that thou mayest be a sign to those who come after thee! but verily, many among mankind are heedless of Our Signs!" پس امروز تو را با بدن بی جانت نجات می‌دهم [وبر بلندایی از ساحل دریا می‌گذارم] تا برای آیندگانت نشانه‌ای [از قدرت ما و زبونی و خواری گردنکشان] باشی؛ و یقینا بسیاری از مردم از نشانه‌های ما بی خبرند.///پس امروز تو را با بدن بی جانت نجات می‌دهم [وبر بلندایی از ساحل دریا می‌گذارم] تا برای آیندگانت نشانه‌ای [از قدرت ما و زبونی و خواری گردنکشان] باشی؛ و یقینا بسیاری از مردم از نشانه‌های ما بی خبرند.///امروز جسم تو را به بلندى مى‌افکنیم تا براى آنان که پس از تو مى‌مانند عبرتى باشى، و حال آنکه بسیارى از مردم از آیات ما غافلند.///ما امروز پیکرت را [از آب‌] مى‌رهانیم تا عبرت آیندگان شوى، و همانا بسیارى از مردم از آیت‌هاى ما بى‌خبرند///پس امروز تو را با زره [زرین‌] خودت به بلندى [ساحل‌] مى‌افکنیم، تا براى کسانى که از پى تو مى‌آیند عبرتى باشد، و بى‌گمان، بسیارى از مردم از نشانه‌هاى ما غافلند.///پس امروز جسد تو را [از آب] نجات مى‌دهیم تا عبرتى براى آیندگان باشى. یقینا بسیارى از مردم از نشانه‌هاى ما غافلند!///پس ما امروز (تو را غرق دریای هلاک کرده و) بدنت را برای عبرت آیندگان به ساحل نجات می‌رسانیم با آنکه بسیاری از مردم از آیات قدرت ما غافل هستند.///بدان که امروز بدنت را [از دریا] برهانیم [و بر بلندی اندازیم‌] تا برای آیندگانت مایه عبرت باشد، و چه بسیار از مردم از آیات ما غافلند///ولی امروز، بدنت را (از آب) نجات می‌دهیم، تا عبرتی برای آیندگان باشی! و بسیاری از مردم، از آیات ما غافلند!///پس امروز برهانیمت به کالبدت تا باشی برای آنان که پس از تو آیند نشانه (عبرتی) و همانا بسیاری از مردمند از آیتهای ما غافلان‌///«پس امروز جسدت را (از این غرقاب) نجات می‌دهیم تا برای کسانی که از پی تو می‌آیند نشانه‌ای باشی و بی‌گمان، بسیاری از مردمان از نشانه‌های ما بسی غافلانند.» quran_en_fa We settled the Children of Israel in a beautiful dwelling-place, and provided for them sustenance of the best: it was after knowledge had been granted to them, that they fell into schisms. Verily Allah will judge between them as to the schisms amongst them, on the Day of Judgment. به راستی ما بنی اسرائیل را در جایگاهی [خوش آب و هوا و منطقه‌ای سرشار از نعمت‌ها] جای دادیم و به آنان از انواع روزی‌های پاکیزه، روزی بخشیدیم [ولی آنان در نبوت موسی و در دین خدا روی به اختلاف آوردند]؛ و اختلاف نکردند مگر پس از آنکه دانش [به حقایق و معارف] برای آنان آمد؛ یقینا پروردگارت روز قیامت میان آنان درباره آنچه در آن اختلاف می‌کردند، داوری خواهد کرد.///به راستی ما بنی اسرائیل را در جایگاهی [خوش آب و هوا و منطقه‌ای سرشار از نعمت‌ها] جای دادیم و به آنان از انواع روزی‌های پاکیزه، روزی بخشیدیم [ولی آنان در نبوت موسی و در دین خدا روی به اختلاف آوردند]؛ و اختلاف نکردند مگر پس از آنکه دانش [به حقایق و معارف] برای آنان آمد؛ یقینا پروردگارت روز قیامت میان آنان درباره آنچه در آن اختلاف می‌کردند، داوری خواهد کرد.///هرآینه بنى‌اسرائیل را در مکانى نیکو جاى دادیم و از طیبات روزیشان دادیم و تا آن هنگام که صاحب دانش نشده بودند اختلافى نداشتند. پروردگار تو در روز قیامت در آنچه اختلاف مى‌کردند میانشان قضاوت خواهد کرد.///به راستى ما بنى اسرائیل را در جایگاهى راستین و شایسته جاى دادیم و از نعمت‌هاى پاکیزه روزیشان کردیم پس آنها اختلاف نکردند مگر پس از آن که علم برایشان حاصل شد. همانا پروردگار تو روز قیامت در باره‌ى آنچه اختلاف مى‌کردند میانشان حکم خواهد کرد///به راستى ما فرزندان اسرائیل را در جایگاه‌ [هاى‌] نیکو منزل دادیم، و از چیزهاى پاکیزه به آنان روزى بخشیدیم. پس به اختلاف نپرداختند مگر پس از آنکه علم براى آنان حاصل شد. همانا پروردگار تو در روز قیامت در باره آنچه بر سر آن اختلاف مى‌کردند میانشان داورى خواهد کرد.///و ما بنى‌اسرائیل را در جایگاه شایسته‌اى جا دادیم و از چیزهاى پاکیزه به آنان روزى بخشیدیم؛ ولى آنان [به نزاع و اختلاف پرداختند. و] اختلاف نکردند، مگر پس از علم و آگاهى [به حقانیت موسى]. همانا پروردگارت، روز قیامت در آنچه که در آن اختلاف مى‌کردند، میان آنان داورى مى‌کند.///و محققا ما بنی اسرائیل را (پس از هلاک دشمنان) به مقام صدق (و منزل آسایش) مسکن دادیم و از نعمتهای پاکیزه (در ملک شام و مصر) روزی آنها کردیم، و همیشه بنی اسرائیل (در ایمان به رسول خاتم) اتفاق داشتند تا زمانی که آن رسول با قرآن آسمانی برای هدایت آنها آمد آن‌گاه آغاز اختلاف کردند (و رسالت پیغمبر بزرگ را از عناد و لجاج منکر شدند. ای رسول ما) خدای تو روز قیامت میان آنها در آنچه اختلاف می‌کردند حکم خواهد کرد.///و بنی‌اسرائیل را در جایی درست ماوا دادیم، و از پاکیزه‌ها روزی بخشیدیم، و بنای اختلاف ننهادند مگر زمانی که خبر وحی به آنان رسید، بی‌گمان پروردگارت در روز قیامت در آنچه اختلاف ورزیده‌اند، بین آنان داوری خواهد کرد///(سپس) بنی اسرائیل را در جایگاه صدق (و راستی) منزل دادیم؛ و از روزیهای پاکیزه به آنها عطا کردیم؛ (اما آنها به نزاع و اختلاف برخاستند!) و اختلاف نکردند، مگر بعد از آنکه علم و آگاهی به سراغشان آمد! پروردگار تو روز قیامت، در آنچه اختلاف می‌کردند، میان آنها داوری می‌کند!///و همانا جای دادیم بنی‌اسرائیل را جایگاه راستین و روزیشان دادیم از پاکیزه‌ها پس اختلاف نکردند تا آنکه بیامدشان دانش همانا پروردگار تو داوری کند میان آنان روز قیامت در آنچه بودند در آن اختلاف‌کنان‌///و به‌راستی و درستی ما فرزندان اسرائیل را در جایگاه، پایگاه و آرامگاه نیکو پناهگاه و مأوای راست و درستی دادیم و از چیزهای پاکیزه به آنان روزی بخشیدیم. پس اختلاف نکردند مگر پس از آنکه علم برایشان آمد. بی‌گمان پروردگارت روز قیامت درباره‌ی آنچه بر سر آن اختلاف می‌کرده‌اند میانشان داوری خواهد کرد. quran_en_fa If thou wert in doubt as to what We have revealed unto thee, then ask those who have been reading the Book from before thee: the Truth hath indeed come to thee from thy Lord: so be in no wise of those in doubt. و [به فرض محال] اگر از آنچه بر تو نازل کردیم در شک و تردیدی، از آنان که پیش از تو کتاب [آسمانی] می‌خواندند بپرس [کتابی که نزول قرآن را از سوی خدا خبر داده] تا روشن شود که حق از سوی پروردگارت به سوی تو آمده؛ بنابراین از تردیدکنندگان مباش.///و [به فرض محال] اگر از آنچه بر تو نازل کردیم در شک و تردیدی، از آنان که پیش از تو کتاب [آسمانی] می‌خواندند بپرس [کتابی که نزول قرآن را از سوی خدا خبر داده] تا روشن شود که حق از سوی پروردگارت به سوی تو آمده؛ بنابراین از تردیدکنندگان مباش.///اگر در آنچه بر تو نازل کرده‌ایم در تردید هستى، از آنهایى که کتاب آسمانى پیش از تو را مى‌خوانند بپرس. هرآینه حق است آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است. پس نباید در شمار تردیدکنندگان باشى.///و اگر در آنچه به سوى تو نازل کرده‌ایم تردید دارى، از آنها که کتاب [آسمانى‌] پیش از تو را مى‌خوانند سؤال کن، [بدان که‌] حق از جانب پروردگارت به سوى تو آمده است، پس از تردید کنندگان مباش///و اگر از آنچه به سوى تو نازل کرده‌ایم در تردیدى، از کسانى که پیش از تو کتاب [آسمانى‌] مى‌خواندند بپرس. قطعا حق از جانب پروردگارت به سوى تو آمده است. پس زنهار از تردیدکنندگان مباش.///پس اگر در آنچه بر تو نازل کردیم، شک دارى، از آن کسانى که کتاب آسمانى پیش از تو را مى‌خوانند، بپرس. یقینا حق از پروردگارت به سوى تو آمده است، پس از شک‌آوران مباش.///پس اگر شک و ریبی از آنچه به تو فرستادیم در دل داری از خود علمای اهل کتاب که کتاب آسمانی پیش از تو را می‌خوانند بپرس. همانا (کتاب آسمانی) حق از جانب خدایت بر تو آمد و ابدا نباید شک و ریبی در دل راه دهی.///و اگر از آنچه بر تو نازل کرده‌ایم، در تردید هستی، از کسانی که پیش از تو کتاب آسمانی خوانده‌اند پرس و جو کن، بی‌شبهه حق از سوی پروردگارت بر تو نازل شده است، پس هرگز از دو دلان مباش‌///و اگر در آنچه بر تو نازل کرده‌ایم تردیدی داری، از کسانی که پیش از تو کتاب آسمانی را می‌خواندند بپرس، به یقین، «حق» از طرف پروردگارت به تو رسیده است؛ بنابر این، هرگز از تردیدکنندگان مباش! [مسلما او تردیدی نداشت! این درسی برای مردم بود!]///و اگر هستی در شکی بدانچه فرستادیم به سویت پس بپرس آنان را که می‌خوانند کتاب را پیش از تو همانا بیامد تو را حق از پروردگارت پس نباش از شک‌کنندگان‌///پس اگر از آنچه سوی تو نازل کرده‌ایم در شکی بوده‌ای، از کسانی که پیش از تو کتاب (آسمانی) می‌خوانند بپرس. به‌راستی تمامی حق به‌درستی از جانب پروردگارت سوی تو آمده. پس زنهار از تردیدکنندگان مباش. quran_en_fa Nor be of those who reject the signs of Allah, or thou shalt be of those who perish. و هرگز از کسانی مباش که آیات ما را تکذیب کردند که از زیانکاران خواهی شد.///و هرگز از کسانی مباش که آیات ما را تکذیب کردند که از زیانکاران خواهی شد.///و از آنان که آیات خدا را تکذیب مى‌کنند مباش، که در زمره زیان‌کنندگان باشى.///و از کسانى که آیات خدا را تکذیب کردند مباش که از زیانکاران مى‌شوى///و از کسانى که آیات ما را دروغ پنداشتند مباش، که از زیانکاران خواهى بود.///و هرگز از کسانى که آیات الهى را تکذیب کردند، مباش که از زیانکاران خواهى بود.///و نباید هرگز از آنان که تکذیب آیات خدا کردند باشی که از زیانکاران عالم خواهی شد.///و از زمره دروغ انگاران آیات الهی مباش که از زیانکاران خواهی شد///و از آنها مباش که آیات خدا را تکذیب کردند، که از زیانکاران خواهی بود!///و البته نباش از آنان که دروغ پنداشتند آیتهای خدا را که می‌شوی از زیانکاران‌///و هرگز از کسانی مباش که با آیات ما (همان‌ها و ما را) تکذیب کردند، که از زیانکاران خواهی بود. quran_en_fa Those against whom the word of thy Lord hath been verified would not believe- مسلما کسانی که عذاب پروردگارت بر آنان محقق و ثابت شده، ایمان نمی‌آورند.///مسلما کسانی که عذاب پروردگارت بر آنان محقق و ثابت شده، ایمان نمی‌آورند.///کسانى که سخن پروردگار تو درباره آنان تحقق یافته، ایمان نمى‌آورند،///همانا کسانى که سخن پروردگارت (وعده‌ى عذاب) در باره‌ى آنها تحقق یافته است ایمان نمى‌آورند///در حقیقت، کسانى که سخن پروردگارت بر آنان تحقق یافته ایمان نمى‌آورند،///کسانى که فرمان پروردگارت علیه آنان [به کیفر اعمالشان] تحقق یافته، ایمان نمى‌آورند.///البته آنان که حکم عذاب خدا بر آنها حتم است ایمان نمی‌آورند.///کسانی که سخن [حکم‌] پروردگارت بر آنان تحقق یافته است،///(و بدان) آنها که فرمان پروردگار تو بر آنان تحقق یافته، (و بجرم اعمالشان، توفیق هدایت را از آنها گرفته هرگز) ایمان نمی‌آورند،///همانا آنان که فرود آمد بر ایشان سخن پروردگار تو ایمان نیارند///بی‌گمان، کسانی که سخن پروردگارت (در عذابشان) بر آنان تحقق یافته ایمان نمی‌آورند، quran_en_fa Even if every Sign was brought unto them,- until they see (for themselves) the penalty grievous. گرچه همه نشانه‌ها و معجزه‌ها برای آنان بیاید تا آن زمان که عذاب دردناک را ببینند [که آن هنگام ایمان آوردنشان هیچ سودی نخواهد داشت.]///گرچه همه نشانه‌ها و معجزه‌ها برای آنان بیاید تا آن زمان که عذاب دردناک را ببینند [که آن هنگام ایمان آوردنشان هیچ سودی نخواهد داشت.]///-هر چند هر گونه معجزه‌اى بر آنان آشکار شود- تا آنگاه که عذاب دردآور را بنگرند.///گرچه هر گونه معجزه‌اى برایشان مى‌آمد [ایمان نمى‌آوردند] تا این که عذاب دردناک را ببینند///هر چند هر گونه آیتى برایشان بیاید، تا وقتى که عذاب دردناک را ببینند.///و اگرچه براى آنان هرگونه معجزه‌اى بیاید، تا آنکه عذاب دردناک الهى را ببینند [که ایمان، آن هنگام، بى‌ثمر است].///اگر چه هر گونه معجزه و آیتی از جانب خدا بر آنان بیاید، تا وقتی که عذاب دردناک را به چشم مشاهده کنند.///ولو آنکه هر معجزه‌ای برایشان بیاید، ایمان نمی‌آورند، مگر زمانی که [حلول‌] عذاب دردناک را بنگرند///هر چند تمام آیات (و نشانه‌های الهی) به آنان برسد، تا زمانی که عذاب دردناک را ببینند! (زیرا تاریکی گناه، قلبهایشان را فرا گرفته، و راهی به روشنایی ندارند!)///و اگرچه بیامدشان هر آیتی تا ببینند عذاب دردناک را///و هر چند تمامی نشانه‌ها (ی ربانی) برایشان بیاید؛ تا (هنگامه‌ای که) آن عذاب دردناک را ببینند. quran_en_fa Why was there not a single township (among those We warned), which believed,- so its faith should have profited it,- except the people of Jonah? When they believed, We removed from them the penalty of ignominy in the life of the present, and permitted them to enjoy (their life) for a while. پس چرا هیچ شهری نبوده است که [اهلش] ایمان بیاورد تا ایمانشان به آنان سود دهد؟ مگر قوم یونس که وقتی ایمان آوردند، عذاب رسوایی را در زندگی دنیا از آنان برطرف کردیم و آنان را تا پایان عمرشان [از الطاف و نعمت‌های خود] برخوردار نمودیم.///پس چرا هیچ شهری نبوده است که [اهلش] ایمان بیاورد تا ایمانشان به آنان سود دهد؟ مگر قوم یونس که وقتی ایمان آوردند، عذاب رسوایی را در زندگی دنیا از آنان برطرف کردیم و آنان را تا پایان عمرشان [از الطاف و نعمت‌های خود] برخوردار نمودیم.///چرا مردم هیچ قریه‌اى به هنگامى که ایمانشان سودشان مى‌داد ایمان نیاوردند مگر قوم یونس که چون ایمان آوردند عذاب ذلت در دنیا را از آنان برداشتیم و تا هنگامى که اجلشان فرا رسید از زندگى برخوردارشان کردیم.///چرا هیچ شهرى نبود که [به موقع‌] ایمان بیاورد تا ایمان او سودش دهد؟ مگر قوم یونس که وقتى ایمان آوردند عذاب خوارى را در زندگى دنیا از آنها برداشتیم و تا مدتى [از زندگى دنیا] برخوردارشان کردیم///چرا هیچ شهرى نبود که [اهل آن‌] ایمان بیاورد و ایمانش به حال آن سود بخشد؟ مگر قوم یونس که وقتى [در آخرین لحظه‌] ایمان آوردند، عذاب رسوایى را در زندگى دنیا از آنان برطرف کردیم، و تا چندى آنان را برخوردار ساختیم.///چرا اهل هیچ شهرى [به موقع] ایمان نیاوردند که [ایمانشان] سود بخشد؟ مگر قوم یونس [که وقتى ایمان آوردند،] ما عذاب خوارکننده را در زندگى دنیا از آنان برطرف کردیم و تا مدتى بهره‌مندشان ساختیم.///پس چرا باید از هیچ شهری در وقتی که ایمانشان سود می‌بخشد ایمان نیاورند (و تا زمان معاینه عذاب لجاجت کنند) و تنها قوم یونس باشند که چون ایمان آوردند ما عذاب ذلت را در دنیا از آنها برداشتیم و تا زمانی معین (که وقت مرگ طبیعی بود) آنها را متمتع و بهره‌مند گردانیدیم.///چرا اهل هیچ شهری [بهنگام‌] ایمان نیاورد که ایمانش سود دهد، مگر قوم یونس که چون [بهنگام‌] ایمان آوردند، عذاب رسواگر را در زندگانی دنیویشان از آنان برداشتیم و آنان را تا زمانی [معین‌] بهره‌ور ساختیم‌///چرا هیچ یک از شهرها و آبادیها ایمان نیاوردند که (ایمانشان بموقع باشد، و) به حالشان مفید افتد؟! مگر قوم یونس، هنگامی که آنها ایمان آوردند، عذاب رسوا کننده را در زندگی دنیا از آنان برطرف ساختیم؛ و تا مدت معینی [= پایان زندگی و اجلشان‌] آنها را بهره‌مند ساختیم.///پس چرا نبود شهری که ایمان آورد و سود دهدش ایمانش مگر قوم یونس هنگامی که ایمان آوردند برگشودیم از ایشان عذاب خواری را در زندگانی دنیا و کامیابیشان دادیم تا سرآمدی‌///پس چرا هرگز هیچ گروهی نبوده است که (به هنگام عذاب) ایمان بیاورد، پس ایمانشان به حالشان سودی بخشد؟ مگر قوم یونس که وقتی (در آخرین لحظات) ایمان آوردند، عذاب رسوایی را در زندگی دنیا از آنان بر طرف کردیم و تا چندی آنان را برخوردار ساختیم (چندان که توبه خود را نشکنند). quran_en_fa If it had been thy Lord's will, they would all have believed,- all who are on earth! wilt thou then compel mankind, against their will, to believe! اگر پروردگارت می‌خواست یقینا همه کسانی که روی زمین اند [اجبارا] ایمان می‌آوردند؛ [ای پیامبر! در حالی که خدا از بندگانش ایمان اجباری نخواسته] پس آیا تو مردم را وادار می‌کنی تا به اجبار مؤمن شوند؟!///اگر پروردگارت می‌خواست یقینا همه کسانی که روی زمین اند [اجبارا] ایمان می‌آوردند؛ [ای پیامبر! در حالی که خدا از بندگانش ایمان اجباری نخواسته] پس آیا تو مردم را وادار می‌کنی تا به اجبار مؤمن شوند؟!///اگر پروردگار تو بخواهد، همه کسانى که در روى زمینند ایمان مى‌آورند. آیا تو مردم را به اجبار وامى‌دارى که ایمان بیاورند؟///و اگر پروردگار تو مى‌خواست، قطعا کسانى که در زمین‌اند همه آنها یکسره [به اجبار] ایمان مى‌آوردند. حال آیا تو مردم را مجبور مى‌کنى که مؤمن شوند///و اگر پروردگار تو مى‌خواست، قطعا هر که در زمین است همه آنها یکسر ایمان مى‌آوردند. پس آیا تو مردم را ناگزیر مى‌کنى که بگروند؟///و اگر پروردگارت مى‌خواست، [به اجبار] همه‌ى مردم روى زمین یکجا ایمان مى‌آوردند. پس آیا تو مردم را مجبور مى‌کنى تا ایمان آورند؟!///و اگر خدای تو (در مشیت ازلی) می‌خواست اهل زمین همه یکسره ایمان می‌آوردند، آیا تو می‌خواهی تا به جبر و اکراه همه را مؤمن و خداپرست گردانی؟///و اگر پروردگارت [به اراده حتمی‌] می‌خواست، تمامی اهل زمین ایمان می‌آوردند، پس آیا تو مردم را به اکراه وامی‌داری تا اینکه مؤمن شوند؟///و اگر پروردگار تو می‌خواست، تمام کسانی که روی زمین هستند، همگی به (اجبار) ایمان می‌آوردند؛ آیا تو می‌خواهی مردم را مجبور سازی که ایمان بیاورند؟! (ایمان اجباری چه سودی دارد؟!)///و اگر می‌خواست پروردگار تو هر آینه ایمان می‌آوردند آنان که در زمینند همگی با هم پس آیا تو وامیداری به ناخواه مردم را که باشند از مؤمنان‌///و اگر پروردگارت می‌خواست همواره هر که در زمین است، همگان یکسره ایمان می‌آوردند. آیا پس تو (هستی که) مردم را ناگزیر می‌کنی (از) ایمان آورندگان باشند؟ quran_en_fa No soul can believe, except by the will of Allah, and He will place doubt (or obscurity) on those who will not understand. هیچ کس را نسزد [و قدرت نباشد] که ایمان بیاورد مگر به اذن و توفیق خدا، و خدا پلیدی [ضلالت] را [پس از بیان حقایق] بر کسانی قرار می‌دهد که [در حقایق] نمی‌اندیشند.///هیچ کس را نسزد [و قدرت نباشد] که ایمان بیاورد مگر به اذن و توفیق خدا، و خدا پلیدی [ضلالت] را [پس از بیان حقایق] بر کسانی قرار می‌دهد که [در حقایق] نمی‌اندیشند.///جز به اذن خدا هیچ کس را نرسد که ایمان بیاورد. و او پلیدى را بر کسانى که خرد خویش به کار نمى‌بندند مقرر مى‌کند.///و هیچ کس را نرسد که جز به اذن [و توفیق‌] خدا ایمان بیاورد، و [خدا] پلیدى را بر کسانى مى‌نهد که نمى‌اندیشند///و هیچ کس را نرسد که جز به اذن خدا ایمان بیاورد، و [خدا] بر کسانى که نمى اندیشند، پلیدى را قرار مى‌دهد.///در حالى که هیچ کس جز به اذن و اراده‌ى الهى توفیق ایمان ندارد. و خداوند پلیدى [تردید و کفر] را بر کسانى که نمى‌اندیشند، مقرر مى‌دارد.///و هیچ یک از نفوس بشر را تا خدا رخصت ندهد ایمان نیاورد و پلیدی (کفر و جهالت) را خدا برای مردم بی‌خرد که عقل را کار نبندند مقرر می‌دارد.///و حال آنکه هیچ کسی را نرسد که جز به اذن [و توفیق‌] الهی ایمان آورد، و پلیدی را بر کسانی که تعقل نمی‌کنند، مقرر می‌دارد///(اما) هیچ کس نمی‌تواند ایمان بیاورد، جز به فرمان خدا (و توفیق و یاری و هدایت او)! و پلیدی (کفر و گناه) را بر کسانی قرارمی‌دهد که نمی‌اندیشند.///و نرسد تنی را که ایمان آرد مگر به دستور خدا و می‌گرداند پلید را بر آنان که درنمی‌یابند///و هیچ کس را چنان نبوده است که جز به اذن خدا ایمان بیاورد. و خدا بر (سر و سامان) کسانی که خردورزی نمی‌کنند، پلیدی قرار می‌دهد. quran_en_fa Say: "Behold all that is in the heavens and on earth"; but neither Signs nor Warners profit those who believe not. بگو: با تأمل بنگرید که در آسمان‌ها و زمین [از شگفتی‌های آفرینش و عجایب خلقت] چه چیزها هست؟ ولی نشانه‌ها و هشدارها به حال گروهی که ایمان نمی‌آورند، سودی نمی‌دهد.///بگو: با تأمل بنگرید که در آسمان‌ها و زمین [از شگفتی‌های آفرینش و عجایب خلقت] چه چیزها هست؟ ولی نشانه‌ها و هشدارها به حال گروهی که ایمان نمی‌آورند، سودی نمی‌دهد.///بگو: بنگرید که چه چیزهایى در آسمانها و زمین است. و این آیات و هشدارها قومى را که ایمان نمى‌آورند سود نمى‌کند.///بگو: بنگرید که در آسمان‌ها و زمین چه [آیت‌] هاست، ولى این آیت‌ها و هشدارها قومى را که ایمان نمى‌آورند سود نمى‌بخشد///بگو: «بنگرید که در آسمانها و زمین چیست؟» و [لى‌] نشانه‌ها و هشدارها، گروهى را که ایمان نمى‌آورند سود نمى‌بخشد.///بگو: «[به دیده عبرت] بنگرید که در آسمان‌ها و زمین چیست؟» اما نشانه‌ها و هشدارها براى کسانى که ایمان نمى‌آورند، سودى ندارد.///بگو: در آسمانها و زمین بنگرید تا چه مشاهده می‌کنید. و (گر چه) مردمی را که نخواهند ایمان آورند دلایل و آیات و بیم دادنهای الهی هرگز سودمند نمی‌افتد.///بگو [به دیده عبرت‌] بنگرید که در آسمانها و زمین چیست؟ و نشانه‌های عبرت‌انگیز و نیز هشدارها سودی به حال قومی که ایمان نمی‌آورند، ندارد///بگو: «نگاه کنید چه چیز (از آیات خدا و نشانه‌های توحیدش) در آسمانها و زمین است!» اما این آیات و انذارها به حال کسانی که (به خاطر لجاجت) ایمان نمی‌آورند مفید نخواهد بود!///بگو بنگرید چیست در آسمانها و زمین و بی‌نیاز نگردانند آیتها و نه بیم‌دادنها از قومی که ایمان نمی‌آورند///بگو: «بنگرید در آسمان‌ها و زمین چیست‌؟» و (اما) نشانه‌ها و هشداردهندگان گروهی را که ایمان نمی‌آورند بی‌نیاز نمی‌کنند. quran_en_fa Do they then expect (any thing) but (what happened in) the days of the men who passed away before them? Say: "Wait ye then: for I, too, will wait with you." پس آیا جز مانند روزهای [سخت و شکننده] کسانی را که پیش از آنان درگذشتند، انتظار می‌برند؟ بگو: پس منتظر بمانید که من [هم] با شما از منتظرانم.///پس آیا جز مانند روزهای [سخت و شکننده] کسانی را که پیش از آنان درگذشتند، انتظار می‌برند؟ بگو: پس منتظر بمانید که من [هم] با شما از منتظرانم.///آیا جز این است که انتظار روزى را مى‌کشند همانند روزهایى که پیشینیانشان منتظرش بودند؟ بگو: انتظار بکشید، که من نیز با شما منتظرم.///پس آیا آنها جز نظیر سرگذشت کسانى را که پیش از آنها در گذشتند انتظار مى‌برند؟ بگو: منتظر باشید که من [نیز] با شما از منتظرانم///پس آیا جز مانند روزهاى کسانى را که پیش از آنان درگذشتند، انتظار مى‌برند؟ بگو: «انتظار برید که من [نیز] با شما از منتظرانم.»///پس آیا [کسانى که در برابر آیات و انبیای الهى سرپیچى مى‌کنند،] انتظار چیزى جز نظیر روزگار [پر نکبت و ذلت] پیشینیان را دارند؟ بگو: «در انتظار باشید که من نیز با شما از منتظرانم!»///پس مردمی که ایمان نمی‌آورند منتظر چیستند جز آنکه روزگار هلاکت و عذابی که پیشینیان دیدند به چشم ببینند؟ بگو که شما (نزول عذاب را)، منتظر باشید که من هم با شما منتظر (نزول فتح و نصرت خدا) می‌باشم.///پس آیا انتظار چیزی را جز نظیر روزگار پیشینیانشان می‌کشند؟ بگو پس انتظار بکشید که من نیز همراه شما از منتظرانم‌///آیا آنها (چیزی) جز همانند روزهای پیشینیان (و بلاها و مجازاتهایشان) را انتظار می‌کشند؟! بگو: «شما انتظار بکشید، من نیز با شما انتظار می‌کشم!»///پس آیا انتظار می‌کشند جز همانند روزگار آنان را که گذشتند پیش از ایشان بگو پس منتظر باشید که منم با شما از منتظران‌///پس آیا جز مانند روزهای کسانی را که پیش از آنان در گذشتند، انتظار می‌برند؟ بگو: «انتظار برید که من (نیز) با شما از منتظرانم.» quran_en_fa In the end We deliver Our messengers and those who believe: Thus is it fitting on Our part that We should deliver those who believe! آن گاه پیامبران خود و کسانی را که ایمان آورده‌اند [روز نزول عذاب] می‌رهانیم، همین گونه بر ما فریضه و لازم است که مؤمنان را نجات دهیم.///آن گاه پیامبران خود و کسانی را که ایمان آورده‌اند [روز نزول عذاب] می‌رهانیم، همین گونه بر ما فریضه و لازم است که مؤمنان را نجات دهیم.///آنگاه پیامبرانمان و کسانى را که ایمان آورده‌اند مى‌رهانیم. زیرا بر ما فریضه است که مؤمنان را برهانیم.///سپس [هنگام نزول عذاب‌] فرستادگان خود و کسانى را که گرویده‌اند نجات مى‌دهیم، زیرا بر عهده‌ى ماست که مؤمنان را نجات دهیم///سپس فرستادگان خود و کسانى را که گرویدند مى‌رهانیم، زیرا بر ما فریضه است که مؤمنان را نجات دهیم.///[به هنگام نزول مجازات،] پیامبران و مؤمنان را نجات مى‌دهیم. این­گونه بر ما حق است که مؤمنان را رهایى بخشیم.///آن گاه ما رسولان خود و مؤمنان را نجات می‌دهیم، ما بر خود فرض کردیم که این چنین اهل ایمان را نجات بخشیم.///سپس فرستادگانمان و مؤمنان را نجات می‌دهیم، بدین‌سان بر ماست که مؤمنان را نجات دهیم‌///سپس (هنگام نزول بلا و مجازات،) فرستادگان خود و کسانی را که (به آنان) ایمان می‌آورند، نجات می‌دهیم و همین گونه، بر ما حق است که مؤمنان (به تو) را (نیز) رهایی بخشیم!///سپس برهانیم پیمبران خود و آنان را که ایمان آوردند بدینسان حقی است بر ما که برهانیم مؤمنان را///سپس فرستادگان خود را -و کسانی را که گرویدند- (از شکنجه) می‌رهانیم. این‌گونه حقی است بر عهده‌ی ما که مؤمنان را نجات دهیم. quran_en_fa Say: "O ye men! If ye are in doubt as to my religion, (behold!) I worship not what ye worship, other than Allah! But I worship Allah - Who will take your souls (at death): I am commanded to be (in the ranks) of the Believers, بگو: ای مردم! اگر شما در [حقانیت] دین من تردید دارید [من در حقانیت دینم و بطلان آیین شما هیچ تردیدی ندارم] من آنهایی را که شما به جای خدا می‌پرستید، نمی‌پرستم، بلکه خدایی را می‌پرستم که جان همه شما را می‌ستاند، و من مأمورم که از مؤمنان باشم.///بگو: ای مردم! اگر شما در [حقانیت] دین من تردید دارید [من در حقانیت دینم و بطلان آیین شما هیچ تردیدی ندارم] من آنهایی را که شما به جای خدا می‌پرستید، نمی‌پرستم، بلکه خدایی را می‌پرستم که جان همه شما را می‌ستاند، و من مأمورم که از مؤمنان باشم.///بگو: اى مردم، اگر شما در دین من تردید دارید، من چیزهایى را که به جاى الله مى‌پرستید نمى‌پرستم. من الله را مى‌پرستم که شما را مى‌میراند و مأمور شده‌ام که از مؤمنان باشم.///بگو: اى مردم! اگر در دین من تردید دارید، [بدانید که‌] من آنهایى را که جز خدا مى‌پرستید نمى‌پرستم، بلکه خدایى را مى‌پرستم که جان شما را مى‌ستاند و فرمان یافته‌ام که از مؤمنان باشم///بگو: «اى مردم، اگر در دین من تردید دارید، پس [بدانید که من‌] کسانى را که به جاى خدا مى‌پرستید نمى‌پرستم، بلکه خدایى را مى‌پرستم که جان شما را مى‌ستاند، و دستور یافته‌ام که از مؤمنان باشم.»///بگو: «اى مردم! اگر از دین من در شک و تردیدید، پس [بدانید که من] کسانى را که شما به جاى خدا مى‌پرستید، نمى‌پرستم؛ بلکه خدایى را مى‌پرستم که جان شما را مى‌گیرد و مأمورم که از مؤمنان باشم.///بگو که‌ای مردم، اگر شما به آیین من شک دارید پس (یقین دارید که) من هرگز خدایان باطلی را که شما می‌پرستید نخواهم پرستید، بلکه تنها خدای یکتایی را که مرگ (و زندگانی) همه شما خلایق به امر اوست می‌پرستم و مأمورم که خود از اهل ایمان باشم.///بگو ای مردم، اگر از دین من در شک هستید، بدانید که من کسانی را که به جای خداوند می‌پرستید، نمی‌پرستم، بلکه خدایی را می‌پرستم که [به هنگام‌] جان شما را می‌گیرد، و به من امر شده است که از مؤمنان باشم‌///بگو: «ای مردم! اگر در عقیده من شک دارید، من آنهایی را که جز خدا می‌پرستید، نمی‌پرستم! تنها خداوندی را پرستش می‌کنم که شما را می‌میراند! و من مأمورم که از مؤمنان باشم!///بگو ای مردم اگر هستید در شکی از آئینم پس نمی‌پرستم آنان را که می‌پرستید جز خدا و لیکن پرستش کنم خداوندی را که دریابد (بمیراند) شما را و مأمور شدم که باشم از ایمان‌آورندگان‌///بگو: «هان ای مردمان! اگر در دین من تردید داشته‌اید، پس من کسانی را که بجز خدا می‌پرستید نمی‌پرستم. بلکه خدایی را می‌پرستم که شما را می‌میراند و دستور یافته‌ام که از مؤمنان باشم.» quran_en_fa "And further (thus): 'set thy face towards religion with true piety, and never in any wise be of the Unbelievers; و [دستور یافته‌ام] که [حق گرایانه و بدون انحراف با همه وجود] به سوی [این] دین درست واستوار روی آور، و از مشرکان مباش.///و [دستور یافته‌ام] که [حق گرایانه و بدون انحراف با همه وجود] به سوی [این] دین درست واستوار روی آور، و از مشرکان مباش.///و به دین حنیف روى آور و از مشرکان مباش.///و [به من امر شده‌] که با گرایش به حق به این دین روى آور و هرگز از مشرکان مباش///و [به من دستور داده شده است‌] که به دین حنیف روى آور، و زنهار از مشرکان مباش.///و به آیینى خالى از هرگونه شرک، روى آور و هرگز از مشرکان مباش.»///و (خدا مرا امر کرده به) این که روی به جانب دین حنیف (اسلام و آیین پاک توحید) آور و هرگز هم آیین مشرکان مباش.///و اینکه به سوی دین پاک روی آور و هرگز از مشرکان مباش‌///و (به من دستور داده شده که:) روی خود را به آیینی متوجه ساز که از هر گونه شرک، خالی است؛ و از مشرکان مباش!///و آنکه راست کن روی خود را بسوی دین یکتاپرست و نباش البته از شرک‌ورزندگان‌///و اینکه چهره‌ (ی فطرت) ‌ات را برای دین - در حال رویگردانی از هر باطلی - بر‌آور و زنهار از مشرکان مباش. quran_en_fa "'Nor call on any, other than Allah;- Such will neither profit thee nor hurt thee: if thou dost, behold! thou shalt certainly be of those who do wrong.'" و به جای خدا چیزی را که سودی به تو نمی‌رساند و زیانی نمی‌زند، مپرست؛ که اگر بپرستی قطعا از زیانکاران خواهی بود.///و به جای خدا چیزی را که سودی به تو نمی‌رساند و زیانی نمی‌زند، مپرست؛ که اگر بپرستی قطعا از زیانکاران خواهی بود.///به جاى الله، خدایانى را که نه به تو سود مى‌رسانند و نه زیان، مخوان. اگر چنین کنى، از ستمکاران خواهى بود.///و جز خدا چیزى را که سود و زیانى به تو نمى‌رساند مخوان، که اگر چنین کنى، در آن صورت قطعا از ستمکارانى///و به جاى خدا، چیزى را که سود و زیانى به تو نمى‌رساند، مخوان؛ که اگر چنین کنى، در آن صورت قطعا از جمله ستمکارانى.///و غیر از خداوند، چیزى را که نه سودى براى تو دارد، نه زیانى، نخوان. پس اگر چنین کنى، همانا از ستمگران خواهى بود.///و غیر از خدای یکتا هیچ یک از این خدایان باطل را که به حال تو نفع و ضرری ندارند به خدایی مخوان و گر نه از ستمکاران خواهی بود.///و به جای خداوند چیزی را که نه سودی به تو می‌رساند و نه زیانی، مپرست، و اگر چنین کردی در آن صورت از ستمکاران [مشرک‌] خواهی بود///و جز خدا، چیزی را که نه سودی به تو می‌رساند و نه زیانی، مخوان! که اگر چنین کنی، از ستمکاران خواهی بود!///و نخوان جز خدا آنچه را نه سودی دهدت و نه گزندت رساند که اگر کنی هر آینه باشی در آن هنگام از ستمکاران‌///و پس از خدا، چیزی را که سود و زیانی به تو نمی‌رساند مخوان. پس اگر چنان کنی، در آن صورت بی‌گمان از ستمکارانی. quran_en_fa If Allah do touch thee with hurt, there is none can remove it but He: if He do design some benefit for thee, there is none can keep back His favour: He causeth it to reach whomsoever of His servants He pleaseth. And He is the Oft-Forgiving, Most Merciful. و اگر خدا گزند و آسیبی به تو رساند، آن را جز او برطرف کننده‌ای نیست، و اگر برای تو خیری خواهد فضل و احسانش را دفع کننده‌ای نیست؛ خیرش را به هر کس از بندگانش بخواهد می‌رساند و او بسیار آمرزنده و مهربان است.///و اگر خدا گزند و آسیبی به تو رساند، آن را جز او برطرف کننده‌ای نیست، و اگر برای تو خیری خواهد فضل و احسانش را دفع کننده‌ای نیست؛ خیرش را به هر کس از بندگانش بخواهد می‌رساند و او بسیار آمرزنده و مهربان است.///و اگر خدا به تو زیانى برساند، جز او کس دفع آن نتواند کرد. و اگر براى تو خیرى بخواهد، هیچ کس فضل او را باز نتواند داشت. فضل خود را به هر کس از بندگانش که بخواهد مى‌رساند و او آمرزنده و مهربان است.///و اگر خدا زیانى به تو برساند، هیچ کس جز او برطرف کننده‌ى آن نیست، و اگر براى تو خیرى بخواهد، کرم او را هیچ بازدارنده‌اى نخواهد بود. آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد مى‌رساند، و او آمرزنده‌ى مهربان است///و اگر خدا به تو زیانى برساند، آن را برطرف‌کننده‌اى جز او نیست، و اگر براى تو خیرى بخواهد، بخشش او را ردکننده‌اى نیست. آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد مى‌رساند، و او آمرزنده مهربان است.///و اگر خداوند زیانى به تو برساند، جز او کسى توان برطرف کردن آن را ندارد. و اگر براى تو خیرى بخواهد، هیچ کس مانع فضل او نخواهد شد. خیر را به هر کس از بندگانش که بخواهد، مى‌رساند. و او آمرزنده و مهربان است.///و اگر خدا بر تو ضرری خواهد هیچ کس جز او دفع آن ضرر نتواند، و اگر خیر و رحمتی خواهد باز احدی منع فضل او نتواند، که فضل و رحمت خود را به هر کس از بندگان بخواهد البته می‌رساند و اوست خدای بسیار آمرزنده و مهربان.///و اگر خداوند بخواهد بلایی به تو برساند، بازدارنده‌ای جز خود او برای آن وجود ندارد، و اگر خیری برایت بخواهد، فضل او بازدارنده‌ای ندارد، که آن را به هرکس از بندگانش که بخواهد می‌رساند، و او آمرزگار مهربان است‌///و اگر خداوند، (برای امتحان یا کیفر گناه،) زیانی به تو رساند، هیچ کس جز او آن را برطرف نمی‌سازد؛ و اگر اراده خیری برای تو کند، هیچ کس مانع فضل او نخواهد شد! آنرا به هر کس از بندگانش بخواهد می‌رساند؛ و او غفور و رحیم است!»///و اگر برساندت خدا به رنجی نیست گشاینده برای آن جز او و اگر اراده کند تو را به خیری نباشد برگرداننده برای فضلش رساندش به هر که خواهد از بندگان خود و او است آمرزنده مهربان‌///و اگر خدا به تو زیانی رساند هیچ رهاننده‌ای (از این زیان) جز او نیست و اگر برای تو خیری بخواهد بخشش او را هیچ رد کننده‌ای نیست. آن را به هر کس از بندگانش بخواهد می‌رساند و تنها او بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa Say: "O ye men! Now Truth hath reached you from your Lord! those who receive guidance, do so for the good of their own souls; those who stray, do so to their own loss: and I am not (set) over you to arrange your affairs." بگو: ای مردم! یقینا حق از سوی پروردگارتان برای شما آمد؛ پس هر که هدایت یابد، فقط به سود خود هدایت می‌یابد و هر که گمراه گردد، فقط به زیان خود گمراه می‌شود، و من نگهبان شما نیستم.///بگو: ای مردم! یقینا حق از سوی پروردگارتان برای شما آمد؛ پس هر که هدایت یابد، فقط به سود خود هدایت می‌یابد و هر که گمراه گردد، فقط به زیان خود گمراه می‌شود، و من نگهبان شما نیستم.///بگو: اى مردم، پیام راستین از جانب پروردگارتان برایتان فرا رسید. پس هر کس که به راه راست هدایت یابد، هدایت به سود اوست. و هر که گمراه گردد، به زیان خویش به گمراهى افتاده است. و من عهده‌دار شما نیستم.///بگو: اى مردم! پیام حق از جانب پروردگارتان براى شما آمده است. پس هر که هدایت پذیرد تنها به سود خویش هدایت مى‌شود و هر که گمراه شود فقط به زیان خود گمراه مى‌گردد، و من بر شما نگهبان نیستم///بگو: «اى مردم، حق از جانب پروردگارتان براى شما آمده است. پس هر که هدایت یابد به سود خویش هدایت مى‌یابد، و هر که گمراه گردد به زیان خود گمراه مى‌شود، و من بر شما نگهبان نیستم.»///بگو: «اى مردم! حق از سوى پروردگارتان به سراغ شما آمده است. پس هر کس هدایت یابد، یقینا به سود خویش هدایت مى‌یابد و هر کس گمراه شود، به زیان خویش گمراه مى‌شود. و من بر شما وکیل نیستم [تا به اجبار شما را به راه حق درآورم].»///بگو: ای مردم به حقیقت (کتاب و رسول) حق از جانب خدایتان برای شما آمد، پس هر کس هدایت یافت نفعش بر خود اوست و هر کس به راه گمراهی شتافت زیانش بر خود اوست و من نگهبان شما (از مؤاخذه خدا) نیستم.///بگو ای مردم حق از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده است، پس هر کس که رهیاب شود، همانا به سود خویش رهیاب شده است، و هرکس بیراه رود، همانا به زیان خویش بیراه رفته است، و من نگهبان شما نیستم‌///بگو: «ای مردم! حق از طرف پروردگارتان به سراغ شما آمده؛ هر کس (در پرتو آن) هدایت یابد، برای خود هدایت شده؛ و هر کس گمراه گردد، به زیان خود گمراه می‌گردد؛ و من مأمور (به اجبار) شما نیستم!»///بگو ای مردم همانا بیامد شما را حق از پروردگار شما پس هر که هدایت شود جز این نیست که هدایت شود برای خویشتن و هر که گمراه شود گمراه نشود مگر بر خویش و نیستم من بر شما وکیل‌///بگو: «هان ای مردمان! بی‌گمان تمامی حق از (جانب) پروردگارتان برایتان آمده است. پس هر کس هدایت یابد تنها به سود خویش هدایت می‌یابد و هر کس گمراه گردد، تنها به زیان خود گمراه می‌گردد و من بر (سر و سامان) تان کارسازی نیستم.» quran_en_fa Follow thou the inspiration sent unto thee, and be patient and constant, till Allah do decide: for He is the best to decide. و از آنچه به سویت وحی می‌شود، پیروی کن و [در برابر پیش آمدها و تکذیب منکران] شکیبا باش تا خدا [میان تو و مخالفانت] داوری کند؛ و او بهترین داوران است.///و از آنچه به سویت وحی می‌شود، پیروی کن و [در برابر پیش آمدها و تکذیب منکران] شکیبا باش تا خدا [میان تو و مخالفانت] داوری کند؛ و او بهترین داوران است.///چیزى را که به تو وحى مى‌شود پیروى کن و صبر کن تا خدا داورى کند که او بهترین داوران است.///و از آنچه بر تو وحى مى‌شود پیروى کن و صبور باش تا خدا داورى کند، و او بهترین داوران است///و از آنچه بر تو وحى مى‌شود پیروى کن و شکیبا باش تا خدا [میان تو و آنان‌] داورى کند، و او بهترین داوران است.///و [تنها] آنچه را بر تو وحى مى‌شود، پیروى کن و پایدار باش، تا آنکه خداوند داورى کند، و او بهترین داوران است.///و تو خود از وحی خدای که بر تو می‌رسد پیروی کن و راه صبر پیش گیر تا وقتی که خدا (میان تو و مخالفانت) حکم کند و او بهترین حکمفرمایان عالم است.///و از آنچه بر تو وحی می‌شود پیروی کن و شکیبا باش، تا خداوند حکم خویش به میان آورد، و او بهترین داوران است‌///و از آنچه بر تو وحی می‌شود پیروی کن، و شکیبا باش (و استقامت نما)، تا خداوند فرمان (پیروزی) را صادر کند؛ و او بهترین حاکمان است!///و پیروی کن آنچه را وحی می‌شود بسوی تو و صبر کن تا حکم کند خدا و او است بهترین حکم‌کنندگان‌///و آنچه را فراسوی تو وحی می‌شود پیروی کن و شکیبایی نمای، تا خدا (میان تو و آنان) حکم کند. و او بهترین حاکمان است. quran_en_fa A. L. R. (This is) a Book, with verses basic or fundamental (of established meaning), further explained in detail,- from One Who is Wise and Well-acquainted (with all things): الر [این] کتابی [با عظمت] است که آیاتش [به صورت حقیقتی واحد] استواری واستحکام یافته، سپس از سوی حکیمی آگاه [در قالب سوره‌ها، آیه‌ها، حقایق اعتقادی، اخلاقی و عملی] تفصیل داده شده است.///الر [این] کتابی [با عظمت] است که آیاتش [به صورت حقیقتی واحد] استواری واستحکام یافته، سپس از سوی حکیمی آگاه [در قالب سوره‌ها، آیه‌ها، حقایق اعتقادی، اخلاقی و عملی] تفصیل داده شده است.///الف، لام، را. کتابى است با آیاتى استوار و روشن از جانب حکیمى آگاه.///الف، لام، را. کتابى است که آیات آن استحکام یافته، سپس از جانب حکیمى آگاه توضیح داده شده است///الف، لام، راء. کتابى است که آیات آن استحکام یافته، سپس از جانب حکیمى آگاه، به روشنى بیان شده است:///الف، لام، را. [قرآن،] کتابى که آیات آن استوار گشته، آن­گاه از جانب حکیمى آگاه، شرح و تفصیل داده شده است.///الر (اسرار این حرف نزد خدا و رسول است)، این قرآن کتابی است دارای آیاتی محکم که از جانب خدایی حکیم و آگاه به تفصیل و بسیار روشن بیان گردیده است.///الر الف لام راء کتابی است از سوی فرزانه‌ای آگاه که آیات آن استوار و روشن و شیواست‌///الر، این کتابی است که آیاتش استحکام یافته؛ سپس تشریح شده و از نزد خداوند حکیم و آگاه (نازل گردیده) است!///کتابی است که استوار شد آیتهای آن و سپس تفصیل داده شده است از نزد حکیمی دانا///الر. (بگو:) «(این) کتابی است که آیات آن استحکام یافته، سپس از جانب حکیمی آگاه، مفصل و جداسازی شده است (تا)» quran_en_fa (It teacheth) that ye should worship none but Allah. (Say): "Verily I am (sent) unto you from Him to warn and to bring glad tidings: که جز خدا را نپرستید، یقینا من از سوی او برای شما بیم دهنده [از عذاب] و مژده دهنده [به بهشت و رضوان] هستم.///که جز خدا را نپرستید، یقینا من از سوی او برای شما بیم دهنده [از عذاب] و مژده دهنده [به بهشت و رضوان] هستم.///که جز خداى یکتا را نپرستید، من از جانب او بیم‌دهنده شما و نیز مژده‌دهنده‌اى براى شما هستم.///که جز خدا را نپرستید و من شما را از جانب او بیم دهنده و مژده رسانم///که جز خدا را نپرستید. به راستى من از جانب او براى شما هشداردهنده و بشارتگرم،///که: «جز خداوند یکتا را نپرستید! من از طرف او براى شما هشداردهنده و بشارت­دهنده‌ام.///(تا تذکر دهد به خلق) که جز خدای یکتا هیچ کس را نپرستید، که من حقا برای اندرز و بشارت شما امت آمده‌ام.///حاکی از اینکه جز خداوند را مپرستید، که من برای شما از سوی او هشداردهنده و بشارت آورنده‌ام‌///(دعوت من این است) که: جز «الله» را نپرستید! من از سوی او برای شما بیم دهنده و بشارت دهنده‌ام!///که پرستش نکنید جز خدا را همانا منم برای شما از نزد او ترساننده و نویددهنده‌///«که جز خدا را نپرستید. به‌راستی من از جانب او برای شما هشداردهنده و بشارتگری (شایسته) هستم.» quran_en_fa "(And to preach thus), 'Seek ye the forgiveness of your Lord, and turn to Him in repentance; that He may grant you enjoyment, good (and true), for a term appointed, and bestow His abounding grace on all who abound in merit! But if ye turn away, then I fear for you the penalty of a great day: و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس به سوی او بازگردید تا آنکه شما را تا پایان زندگی از بهره نیک و خوشی برخوردار کند، و هر که را صفات پسندیده و اعمال شایسته او افزون‌تر است، پاداش زیادتری عطا کند، و اگر روی از حق برگردانید، من از عذاب روزی بزرگ بر شما بیمناکم.///و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس به سوی او بازگردید تا آنکه شما را تا پایان زندگی از بهره نیک و خوشی برخوردار کند، و هر که را صفات پسندیده و اعمال شایسته او افزون‌تر است، پاداش زیادتری عطا کند، و اگر روی از حق برگردانید، من از عذاب روزی بزرگ بر شما بیمناکم.///و نیز از پروردگارتان آمرزش بخواهید و به درگاهش توبه کنید، تا شما را از رزقى نیکو -تا آنگاه که مقرر است- برخوردارى دهد. و هر شایسته انعامى را نعمت دهد. و اگر رویگردان شوید، بر شما از عذاب روز بزرگ بیمناکم.///و دیگر این که از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به درگاه او روى کنید تا شما را از بهره‌اى نیکو تا مدتى معین بهره‌مند سازد و به هر صاحب فضیلتى فضل او را [به تناسب کمالش‌] عطا کند. و اگر رویگردان شوید، من از عذاب روزى بزرگ بر شما بیمناکم///و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس به درگاه او توبه کنید، [تا اینکه‌] شما را با بهره‌مندى نیکویى تا زمانى معین بهره‌مند سازد، و به هر شایسته نعمتى از کرم خود عطا کند، و اگر رویگردان شوید من از عذاب روزى بزرگ بر شما بیمناکم.///و از پروردگارتان طلب آمرزش کنید و به سوى او بازگردید تا شما را به بهره‌اى نیکو تا مدتى معین [که عمر دارید،] کامیاب کند، و به هر بافضیلتى فزونى بخشد. و اگر روى بگردانید، من از عذاب روزى بزرگ بر شما بیمناکم.///و (تا به شما بگویم که از گناهانتان) آمرزش از خدا طلبید و به درگاه او توبه و انابه کنید تا شما را تا اجل معین و هنگام مرگ لذت و بهره نیکو بخشید و در حق هر مستحق رحمتی تفضل فرماید، و اگر روی بگردانید سخت از عذاب روز بزرگ قیامت بر شما می‌ترسم.///و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به درگاه او توبه کنید، تا شما را [در زندگانی‌] تا سرآمدی معین به خیر و خوبی بهره‌ور گرداند، و به هرکسی که سزاوار بخشش است، حقش را ببخشد، و اگر روی بگردانید، بدانید که من بر شما از عذاب روزی سهمگین می‌ترسم‌///و اینکه: از پروردگار خویش آمرزش بطلبید؛ سپس بسوی او بازگردید؛ تا شما را تا مدت معینی، (از مواهب زندگی این جهان،) به خوبی بهره‌مند سازد؛ و به هر صاحب فضیلتی، به مقدار فضیلتش ببخشد! و اگر (از این فرمان) روی گردان شوید، من بر شما از عذاب روز بزرگی بیمناکم!///و آنکه آمرزش خواهید از پروردگار خویش و سپس بازگشت کنید بسوی او تا بهره دهد شما را بهره‌ای نکو تا سرآمدی نامبرده و بدهد به هر صاحب فضلی فضلش را و اگر پشت کردند همانا می‌ترسم بر شما از عذاب روزی بزرگ‌///«و اینکه از پروردگارتان پوشش بخواهید (و) سپس به او بازگشت کنید تا شما را با بهره‌ای نیکو تا فرصتی معین بهره‌مند سازد، و به هر صاحب فضیلتی، فضیلتش را بدهد. و اگر رویگردان شوید من به‌راستی از عذاب روزی بزرگ بر شما بیمناکم.» quran_en_fa 'To Allah is your return, and He hath power over all things.'" بازگشت شما فقط به سوی خداست و او بر هر کاری تواناست.///بازگشت شما فقط به سوی خداست و او بر هر کاری تواناست.///بازگشتتان به خداست و او بر هر کارى تواناست.///بازگشت شما به سوى خداست و او بر هر چیزى تواناست///بازگشت شما به سوى خداست، و او بر هر چیزى تواناست.///بازگشت شما به سوى خداست. و او بر هر چیزى تواناست.»///رجوع شما به سوی خداست و او بر همه چیز تواناست.///بازگشتتان به سوی خداست و او به هر کاری تواناست‌///(بدانید) بازگشت شما بسوی «الله» است، و او بر هر چیز تواناست!///بسوی خدا است بازگشت شما و او است بر هر چیز توانا///«بازگشت شما تنها سوی خداست و او بر هر چیزی تواناست.» quran_en_fa Behold! they fold up their hearts, that they may lie hid from Him! Ah even when they cover themselves with their garments, He knoweth what they conceal, and what they reveal: for He knoweth well the (inmost secrets) of the hearts. آگاه باشید که مشرکان سر در گریبان فرو می‌برند تا [خود را] از شنیدن قرآن [به هنگام تلاوتش به وسیله پیامبر و مؤمنان] پنهان بدارند؛ آگاه باشید! چون جامه هایشان را بر سر و روی خود می‌پوشانند [تا دیده نشوند، این پنهانکاری سودی به حال آنان ندارد] خدا آنچه را پنهان می‌کنند وآنچه را آشکار می‌نمایند، می‌داند؛ یقینا او به آنچه در سینه هاست، داناست.///آگاه باشید که مشرکان سر در گریبان فرو می‌برند تا [خود را] از شنیدن قرآن [به هنگام تلاوتش به وسیله پیامبر و مؤمنان] پنهان بدارند؛ آگاه باشید! چون جامه هایشان را بر سر و روی خود می‌پوشانند [تا دیده نشوند، این پنهانکاری سودی به حال آنان ندارد] خدا آنچه را پنهان می‌کنند وآنچه را آشکار می‌نمایند، می‌داند؛ یقینا او به آنچه در سینه هاست، داناست.///آگاه باش که اینان صورت برمى گردانند تا راز دل خویش پنهان دارند، حال آنکه بدان هنگام که جامه‌هاى خود در سر مى‌کشند خدا آشکار و نهانشان را مى‌داند، زیرا او به راز دلها آگاه است.///آگاه باش که آنها سینه‌هاى خود را خم مى‌کنند [و سر به زیر مى‌اندازند] تا خود را از او [و شنیدن کلام خدا] پنهان دارند. آگاه باش، آن‌گاه که جامه‌هایشان را بر سر مى‌کشند [تا به خیال خود پنهان بمانند] خدا هر آنچه را نهان مى‌دارند یا عیان مى‌کنند، مى‌داند.///آگاه باشید که آنان دل مى‌گردانند [و مى‌کوشند] تا [راز خود را] از او نهفته دارند. آگاه باشید آنگاه که آنان جامه‌هایشان را بر سر مى‌کشند [خدا] آنچه را نهفته و آنچه را آشکار مى‌دارند، مى‌داند، زیرا او به اسرار سینه‌ها داناست.///بدانید که مخالفان براى آن که خود را از پیامبر پنهان دارند، سر و سینه‌هاى خود را به هم نزدیک مى‌کنند و لباس‌هاى خویش را بر سر مى‌کشند، [غافل از آن که] خداوند تمام کارهاى پنهان و آشکار آنان را مى‌داند. همانا او به اسرار درون سینه‌ها آگاه است.///آگه باشید که آنان (یعنی منافقان امت) روی دلها از خدا می‌گردانند (و از حضور رسول و استماع کلام خدا دوری جسته و احتراز می‌کنند) تا خود را از او پنهان دارند، آگه باش که هر گه سر در جامه خود بپیچند (که از حق پنهان شوند) خدا هر چه پنهان یا آشکار کنند همه را می‌داند، که او بر درون دلها محققا آگاه است.///آری آنان دل می‌گردانند تا از او رازشان را پنهان دارند، بدانید آنگاه که جامه‌هایشان را بر سر می‌کشند، او هر آنچه پنهان می‌دارند و هر آنچه آشکار می‌دارند، می‌داند، چرا که دانای راز دلهاست‌///آگاه باشید، آنها (سرها را به هم نزدیک ساخته، و) سینه‌هاشان را در کنار هم قرارمی‌دهند، تا خود (و سخنان خویش) را از او [= پیامبر] پنهان دارند! آگاه باشید، آنگاه که آنها لباسهایشان را به خود می‌پیچند و خویش را در آن پنهان می‌کنند، (خداوند) می‌داند آنچه را پنهان می‌کنند و آنچه را آشکار می‌سازند؛ چرا که او، از اسرار درون سینه‌ها، آگاه است!///همانا ایشان برمی تابند سینه‌های خود را تا پوشیده دارند از او همانا گاهی که می‌پوشند جامه‌های خود را می‌داند آنچه را نهان کنند و آنچه را آشکار سازند که او دانا است بدانچه در سینه‌ها است‌///هان! آنان همواره سینه‌هاشان را دو ته و پنهان می‌گردانند (و می‌کوشند) تا (رازهای خود را) با کوشش از او نهفته دارند. هان! آگاه باشید آن‌گاه که آنان جامه‌هایشان را بر سر می‌کشند، خدا آنچه را نهفته و آنچه را آشکار می‌دارند می‌داند. همانا او به ذات (و درون) سینه‌ها بسی داناست. quran_en_fa There is no moving creature on earth but its sustenance dependeth on Allah: He knoweth the time and place of its definite abode and its temporary deposit: All is in a clear Record. و هیچ جنبده‌ای در زمین نیست مگر اینکه روزی او برخداست، و [او] قرارگاه واقعی و جایگاه موقت آنان را می‌داند؛ همه در کتابی روشن ثبت است.///و هیچ جنبده‌ای در زمین نیست مگر اینکه روزی او برخداست، و [او] قرارگاه واقعی و جایگاه موقت آنان را می‌داند؛ همه در کتابی روشن ثبت است.///هیچ جنبنده‌اى در روى زمین نیست، جز آنکه روزى او بر عهده خداست، و موضع و مکانش را مى‌داند، زیرا همه در کتاب مبین آمده است.///و هیچ جنبنده‌اى در زمین نیست جز آن که روزى آن بر خداست و قرارگاه اصلى و جایگاه موقت [و محل انتقال‌] آن را مى‌داند. همه در کتابى روشن موجود است///و هیچ جنبنده‌اى در زمین نیست مگر [اینکه‌] روزیش بر عهده خداست، و [او] قرارگاه و محل مردنش را مى‌داند. همه [اینها] در کتابى روشن [ثبت‌] است.///و هیچ جنبنده‌اى در زمین نیست، مگر آن که روزى او بر خداست، و خداوند قرارگاه دائمى و جایگاه موقت او را مى‌داند. همه در کتاب آشکارى ثبت است.///و هیچ جنبنده در زمین نیست جز آنکه روزیش بر خداست و خدا قرارگاه (منزل دائمی) و آرامشگاه (جای موقت) او را می‌داند، و همه احوال خلق در دفتر علم ازلی خدا ثبت است.///و هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست مگر آنکه روزی او بر خداوند است و او آرامشگاه و بازگشتگاهشان را می‌داند، همه در کتابی مبین [ثبت‌] است‌///هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست مگر اینکه روزی او بر خداست! او قرارگاه و محل نقل و انتقالش را می‌داند؛ همه اینها در کتاب آشکاری ثبت است! [= در لوح محفوظ، در کتاب علم خدا]///و نیست جنبنده‌ای در زمین مگر بر خدا است روزی او و می‌داند آرامشگاه و کوچگاه او را هرکدام است در کتابی آشکار///و هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست مگر (اینکه) روزیش تنها بر عهده‌ی خداست و (همو) قرارگاه و تهی‌گاهشان را (در زمان و مکان) می‌داند. همه‌ (ی این‌ها) در کتابی روشنگر است. quran_en_fa He it is Who created the heavens and the earth in six Days - and His Throne was over the waters - that He might try you, which of you is best in conduct. But if thou wert to say to them, "Ye shall indeed be raised up after death", the Unbelievers would be sure to say, "This is nothing but obvious sorcery!" و او کسی است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید، در حالی که تخت فرمانروایی اش بر آب [که زیربنای حیات است] قرار داشت، تا شما را بیازماید که کدام یک نیکوکارترید؟ و اگر بگویی: [ای مردم!] شما یقینا پس از مرگ برانگیخته می‌شوید، بی تردید کافران می‌گویند: این سخنان جز جادویی آشکار نیست.///و او کسی است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید، در حالی که تخت فرمانروایی اش بر آب [که زیربنای حیات است] قرار داشت، تا شما را بیازماید که کدام یک نیکوکارترید؟ و اگر بگویی: [ای مردم!] شما یقینا پس از مرگ برانگیخته می‌شوید، بی تردید کافران می‌گویند: این سخنان جز جادویی آشکار نیست.///اوست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید و عرش او بر روى آب بود. تا بیازماید کدام یک از شما به عمل نیکوتر است. و اگر بگویى که بعد از مرگ زنده مى‌شوید، کافران گویند که این جز جادویى آشکار نیست.///و اوست کسى که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید و عرش او بر آب بود، تا بیازماید که کدام یک از شما نیکوکارتر است. و اگر بگویى: شما پس از مرگ زنده مى‌شوید، مسلما کسانى که کافر شدند خواهند گفت: این جز سحرى آشکار نیست///و اوست کسى که آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید و عرش او بر آب بود، تا شما را بیازماید که کدام‌یک نیکوکارترید! و اگر بگویى: «شما پس از مرگ برانگیخته خواهید شد» قطعا کسانى که کافر شده‌اند خواهند گفت: «این [ادعا] جز سحرى آشکار نیست.»///او کسى است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز [و دوران] آفرید و عرش او بر آب قرار داشت، تا شما را بیازماید که کدام یک نیکوکارترید. و اگر بگویى که: «شما پس از مرگ زنده خواهید شد.» کافران خواهند گفت: «این سحرى آشکار است!»///و اوست خدایی که آسمانها و زمین را در فاصله شش روز آفرید و عرش با عظمت او (شاید یک معنی عرش که روح و حقیقت انسان است اینجا مراد باشد) بر آب قرار داشت (شاید مراد از آب علم باشد) تا شما را بیازماید که عمل کدام یک از شما نیکوتر است. و محققا اگر به این مردم بگویی که پس از مرگ زنده خواهید شد، همانا کافران خواهند گفت که این سخن را هرگز حقیقتی جز سحر آشکار نیست.///و او کسی است که آسمانها و زمین را در شش روز بیافرید و عرش او بر آب بود، تا سرانجام شما را بیازماید [و معلوم بدارد] که کدامتان نیکو کردارترید، و اگر بگویی شما بعد از مرگ برانگیخته می‌شوید، کافران گویند این جز جادوی آشکار نیست‌///او کسی است که آسمانها و زمین را در شش روز [= شش دوران‌] آفرید؛ و عرش (حکومت) او، بر آب قرار داشت؛ (بخاطر این آفرید) تا شما را بیازماید که کدامیک عملتان بهتر است! و اگر (به آنها) بگویی: «شما بعد از مرگ، برانگیخته می‌شوید! «، مسلما» کافران می‌گویند: «این سحری آشکار است!»///و او است آنکه آفرید آسمانها و زمین را در شش روز و بود عرش او بر آب تا بیازماید شما را کدامیک نکوترید در کردار و اگر گوئی شمائید برانگیختگان پس از مرگ هر آینه گویند آنان که کفر ورزیدند نیست این جز جادوئی آشکار///و اوست کسی که آسمان‌ها و زمین را در شش هنگام آفرید- حال آنکه عرش (آفرینش) او (پیش از این) بر آب [: ماده‌ی نخستین] بود- تا شما را بیازماید (که) کدام یک نیکوکارترید. و اگر بگویی: «شما پس از مرگ بی‌چون برانگیختگانید»، همواره کسانی که کافر شدند همی خواهند گفت: «این (انگیختگی و باز گردانیدن) جز سحری آشکارگر نیست.» quran_en_fa If We delay the penalty for them for a definite term, they are sure to say, "What keeps it back?" Ah! On the day it (actually) reaches them, nothing will turn it away from them, and they will be completely encircled by that which they used to mock at! و اگر عذاب را از آنان تا مدتی اندک به تأخیر اندازیم، مسلما [از روی استهزا] خواهند گفت: چه عاملی آن را [از آمدن] باز می‌دارد؟! آگاه باشید! روزی که عذاب به آنان رسد، از آنان بازگشتنی و بازداشتنی نیست و عذابی را که همواره مسخره می‌کردند، آنان را فراخواهد گرفت.///و اگر عذاب را از آنان تا مدتی اندک به تأخیر اندازیم، مسلما [از روی استهزا] خواهند گفت: چه عاملی آن را [از آمدن] باز می‌دارد؟! آگاه باشید! روزی که عذاب به آنان رسد، از آنان بازگشتنی و بازداشتنی نیست و عذابی را که همواره مسخره می‌کردند، آنان را فراخواهد گرفت.///و اگر چندگاهى عذابشان را به تأخیر بیفکنیم مى‌پرسند: چه چیز مانع آن شده است؟ آگاه باشید چون عذابشان فرا رسد، آن را باز نگردانند، و آنچه مسخره‌اش مى‌کردند آنان را در بر خواهد گرفت.///و اگر عذاب را تا چند گاهى از آنان به تأخیر اندازیم، [به ریشخند] خواهند گفت: چه چیزى مانع آن مى‌شود؟ آگاه باش، روزى که عذابشان فرا رسد از آنها بازگردانده نشود، و آنچه مسخره‌اش مى‌کردند آنها را فرا گیرد///و اگر عذاب را تا چندگاهى از آنان به تأخیر افکنیم، حتما خواهند گفت: «چه چیز آن را باز مى‌دارد؟» آگاه باش، روزى که [عذاب‌] به آنان برسد از ایشان بازگشتنى نیست، و آنچه را که مسخره مى‌کردند آنان را فرو خواهد گرفت.///و هرگاه عذاب را تا مدت محدودى از آنان به تأخیر بیندازیم، مى‌گویند: «چه چیزی جلوى عذاب ما را گرفت؟» بدانید روزى که قهر و عذاب ما به سراغشان بیاید، از ایشان بازگشتى نیست و آنچه بدان مسخره مى‌کردند، آنان را فراخواهد گرفت.///و اگر ما عذاب را از آن منکران معاد تا وقت معین (هنگام مرگ) به تعویق اندازیم آنها گویند: چه موجب تأخیر عذاب شده؟ آگه باشند که چون هنگام عذاب برسد هرگز از آنان بازگردانده نشود و آنچه بدان تمسخر می‌کردند سخت آنان را فرا گیرد.///و اگر عذاب را به مدت اندکشماری به تاخیر اندازیم، خواهند گفت چه چیزی آن را بازداشت؟ بدانید روزی که بر آنان فرود آید، از آنان بازداشته نمی‌گردد، و آنچه به ریشخند می‌گیرند فرو می‌گیردشان‌///و اگر مجازات را تا زمان محدودی از آنها به تأخیر اندازیم، (از روی استهزا می‌گویند: «چه چیز مانع آن شده است؟!» آگاه باشید، آن روز که (عذاب) به سراغشان آید، از آنها بازگردانده نخواهد شد؛ (و هیچ قدرتی مانع آن نخواهد بود؛) و آنچه را مسخره می‌کردند، دامانشان را می‌گیرد!///و اگر دور کنیم از ایشان عذاب را تا امتی شمرده گویند چه بازدارد آن را همانا روزی که می‌آید ایشان را نیست برگرداننده از ایشان و فرود آمد بر ایشان آنچه بودند بدان استهزاءکنان‌///و اگر همواره عذاب را تا زمانی چند از آنان به تأخیر اندازیم، بی‌چون همی خواهند گفت: «چه چیزی آن را (از ما) باز می‌دارد؟» هان! روزی که (عذاب) به آنان در رسد، آن را بازگشتی نیست و آنچه را که مسخره می‌کرده‌اند (همان) آنان را فراخواهد گرفت. quran_en_fa If We give man a taste of Mercy from Ourselves, and then withdraw it from him, behold! he is in despair and (falls into) blasphemy. و اگر از سوی خود رحمتی [چون سلامتی، ثروت، اولاد و امنیت] به انسان بچشانیم، سپس آن را [به علتی حکیمانه] از او سلب کنیم [نسبت به آینده زندگی] بسیار نومید شونده و [نسبت به نعمت هایی که دارا بود] بسیار کفران کننده است.///و اگر از سوی خود رحمتی [چون سلامتی، ثروت، اولاد و امنیت] به انسان بچشانیم، سپس آن را [به علتی حکیمانه] از او سلب کنیم [نسبت به آینده زندگی] بسیار نومید شونده و [نسبت به نعمت هایی که دارا بود] بسیار کفران کننده است.///اگر به انسان رحمتى بچشانیم، آنگاه از او بازش گیریم، مأیوس مى‌شود و کفران مى‌ورزد.///و اگر از جانب خود رحمتى به انسان بچشانیم، سپس آن را از وى سلب کنیم بسیار مأیوس مى‌شود و کفران مى‌ورزد///و اگر از جانب خود رحمتى به انسان بچشانیم، سپس آن را از وى سلب کنیم، قطعا نومید و ناسپاس خواهد بود.///و اگر به انسان، از جانب خود نعمتى بچشانیم، سپس آن را از او بازپس‌گیریم، او نومید و ناسپاس خواهد بود.///و اگر ما بشر را به نعمت و رحمتی برخوردار کنیم، سپس (چون کفران کرد) آن نعمت را از او بازگیریم او سخت به خوی نومیدی و کفران درافتد.///و هرگاه انسان را از سوی خود رحمتی بچشانیم، سپس آن را از او باز گیریم، بس نومید و ناسپاس گردد///و اگر از جانب خویش، نعمتی به انسان بچشانیم، سپس آن را از او بگیریم، بسیار نومید و ناسپاس خواهد بود!///و اگر چشانیم انسان را از خود رحمتی و سپس بگیریمش از او همانا او است نومید ناسپاس‌///و اگر همواره از خود رحمتی به انسان بچشانیم، سپس آن را از او باز ستانیم، بی‌گمان بسی نومید و ناسپاس است. quran_en_fa But if We give him a taste of (Our) favours after adversity hath touched him, he is sure to say, "All evil has departed from me:" Behold! he falls into exultation and pride. و اگر پس از گزند و آسیبی که به او رسیده خوشی و رفاهی به او بچشانیم، قطعا خواهد گفت: همه [گزندها و] آسیب‌ها از فضای زندگی ام رفت [و دیگر آسیبی نمی‌بینم و] مسلما در آن حال [که غافل از حوادث آینده است] بسیار شادمان و خودستا خواهد بود.///و اگر پس از گزند و آسیبی که به او رسیده خوشی و رفاهی به او بچشانیم، قطعا خواهد گفت: همه [گزندها و] آسیب‌ها از فضای زندگی ام رفت [و دیگر آسیبی نمی‌بینم و] مسلما در آن حال [که غافل از حوادث آینده است] بسیار شادمان و خودستا خواهد بود.///و اگر پس از سختى و رنج، نعمت و آسایشى به او بچشانیم، مى‌گوید: ناگواریها از من دور شده است. و در این حال، شادمان است و فخر مى‌فروشد،///و اگر پس از محنتى که به او رسیده نعمتى به او بچشانیم، حتما خواهد گفت: گرفتارى‌ها از من دور شد [و دیگر بر نمى‌گردد] به راستى او سرمست و فخر فروش است///و اگر -پس از محنتى که به او رسیده- نعمتى به او بچشانیم حتما خواهد گفت: «گرفتاریها از من دور شد!» بى‌گمان، او شادمان و فخرفروش است.///و اگر پس از سختى و محنتى که به انسان رسیده، نعمتى به او بچشانیم، [چنان مغرور مى‌شود که] مى‌گوید: «گرفتارى‌ها از من دور شد [و دیگر به سراغم نخواهد آمد].» بى‌گمان او شادمان و فخرفروش است.///و اگر آدمی را به نعمتی پس از محنتی که به او رسیده باشد رسانیم (مغرور و غافل شود و) گوید که دیگر روزگار زحمت و رنج من سرآمده، سرگرم شادمانی و مفاخرت گردد.///و اگر پس از رنجی که به او رسیده آسایشی بچشانیم، خواهد گفت رنج و بلا از من دور شد و شادمان و نازان گردد///و اگر بعد از شدت و رنجی که به او رسیده، نعمتهایی به او بچشانیم، می‌گوید: «مشکلات از من برطرف شد، و دیگر باز نخواهد گشت!» و غرق شادی و غفلت و فخرفروشی می‌شود …///و اگر چشانیمش نعمتی بعد از رنجی که بدو رسیده است هر آینه گوید رفت بدیها از من همانا او است شادمان خودستای‌///و همانا اگر - پس از زیانی که به او رسیده - نعمتی به او بچشانیم، بی‌چون همی خواهد گفت: «گرفتاری‌ها از من دور شد!» بی‌گمان او بسی شادمان و فخرکننده است. quran_en_fa Not so do those who show patience and constancy, and work righteousness; for them is forgiveness (of sins) and a great reward. مگر کسانی که [در خوشی‌ها و آسیب‌ها] شکیبایی ورزیدند و کارهای شایسته انجام دادند، اینانند که برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ است.///مگر کسانی که [در خوشی‌ها و آسیب‌ها] شکیبایی ورزیدند و کارهای شایسته انجام دادند، اینانند که برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ است.///مگر کسانى که شکیبایى ورزیدند و کارهاى نیکو کردند، که آمرزش و مزد بزرگ از آن آنهاست.///مگر کسانى که شکیبایى کردند و کارهاى شایسته انجام دادند که آنان را آمرزش و پاداشى بزرگ است///مگر کسانى که شکیبایى ورزیده و کارهاى شایسته کرده‌اند [که‌] براى آنان آمرزش و پاداشى بزرگ خواهد بود.///مگر کسانى که اهل صبر و عمل صالح هستند، [که نه با رفتن نعمت، نومید می‌شوند و نه با آمدنش، فخر می‌فروشند.] براى آنان مغفرت و پاداشى بزرگ خواهد بود.///مگر آنان که دارای ملکه صبر و عمل صالحند که بر آنها آمرزش حق و اجری بزرگ است.///مگر کسانی که شکیبایی‌ورزیده و کارهای شایسته کرده‌اند که اینان از آمرزش و پاداشی بزرگ برخوردارند///مگر آنها که (در سایه ایمان راستین،) صبر و استقامت ورزیدند و کارهای شایسته انجام دادند؛ که برای آنها، آمرزش و اجر بزرگی است!///مگر آنان که صبر کردند و عمل صالح نمودند که آنان را است آمرزش و پاداشی بزرگ‌///مگر کسانی که شکیبایی ورزیده و کارهای شایسته (ی ایمان) کردند (که) برایشان پوشش و پاداشی بزرگ است. quran_en_fa Perchance thou mayest (feel the inclination) to give up a part of what is revealed unto thee, and thy heart feeleth straitened lest they say, "Why is not a treasure sent down unto him, or why does not an angel come down with him?" But thou art there only to warn! It is Allah that arrangeth all affairs! ممکن است به سبب آنکه [دشمنان] می‌گویند: چرا گنجی بر او نازل نشده، یا فرشته‌ای همراهش نیامده؟ برخی از آنچه را به تو وحی می‌شود ترک کنی وسینه‌ات [از ابلاغ و اظهار آن] تنگ شود [به سبب موضع گیری‌های دشمنان از ابلاغ پیام حق خودداری مکن] تو فقط بیم دهنده‌ای و خدا بر هر چیز نگهبان است.///ممکن است به سبب آنکه [دشمنان] می‌گویند: چرا گنجی بر او نازل نشده، یا فرشته‌ای همراهش نیامده؟ برخی از آنچه را به تو وحی می‌شود ترک کنی وسینه‌ات [از ابلاغ و اظهار آن] تنگ شود [به سبب موضع گیری‌های دشمنان از ابلاغ پیام حق خودداری مکن] تو فقط بیم دهنده‌ای و خدا بر هر چیز نگهبان است.///مباد که برخى از چیزهایى را که بر تو وحى کرده‌ایم واگذارى و بدان دلتنگ باشى که مى‌گویند: چرا گنجى بر او افکنده نمى‌شود؟ و چرا فرشته‌اى همراه او نمى‌آید؟ جز این نیست که تو بیم‌دهنده‌اى بیش نیستى و خداست که کارساز هر چیزى است.///چه بسا [ابلاغ‌] برخى آیات را که به تو وحى مى‌شود [به خاطر عدم پذیرش آنها] ترک کنى و دلت از آن جهت که مى‌گویند: چرا بر او گنجى فرستاده نشده یا فرشته‌اى همراه او نیامده است، تنگ شود. ولى تو فقط هشدار دهنده‌اى و خدا بر همه چیز مراقب است///و مبادا تو برخى از آنچه را که به سویت وحى مى‌شود ترک گویى و سینه‌ات بدان تنگ گردد که مى‌گویند: «چرا گنجى بر او فرو فرستاده نشده یا فرشته‌اى با او نیامده است؟» تو فقط هشداردهنده‌اى، و خدا بر هر چیزى نگهبان است.///پس شاید تو [به خاطر عدم پذیرش مردم، ابلاغ] بعضی از آنچه را که به تو وحى مى‌شود، واگذارى، و سینه‌ات به خاطر آن تنگ شده باشد که مى‌گویند: «چرا گنجى بر او نازل نشده، یا فرشته‌اى با او نیامده!؟» تو فقط هشداردهنده‌اى. و خداوند بر هر چیزى ناظر و نگهبان است.///(ای رسول ما) مبادا بعض آیاتی را که به تو وحی شده (درباره کافران به ملاحظاتی) تبلیغ نکنی و از قول مخالفانت که می‌گویند (اگر این مرد پیغمبر است) چرا گنج و مالی ندارد و یا فرشته آسمان همراه او نیست دلتنگ شوی، که وظیفه تو تنها نصیحت و اندرز خلق است، و حاکم و نگهبان هر چیز خداست.///مبادا از بیم آنکه بگویند چرا بر او گنجی نازل نمی‌شود، یا فرشته‌ای همراه او نیامده است، برخی از آنچه بر تو وحی شده است، فروگذاری و دل تنگ داری، تو فقط هشداردهنده‌ای و خداست که کارساز هر چیزی است‌///شاید (ابلاغ) بعض آیاتی را که به تو وحی می‌شود، (بخاطر عدم پذیرش آنها) ترک کنی (و به تأخیر اندازی)؛ و سینه‌ات از این جهت تنگ (و ناراحت) شود که می‌گویند: «چرا گنجی بر او نازل نشده؟! و یا چرا فرشته‌ای همراه او نیامده است؟!» (ابلاغ کن، و نگران و ناراحت مباش! چرا که) تو فقط بیم دهنده‌ای؛ و خداوند، نگاهبان و ناظر بر همه چیز است (؛ و به حساب آنان می‌رسد)!///شاید توئی رهاکننده پاره‌ای از آنچه وحی می‌شود بسوی تو و تنگ شود بدان سینه تو که گویند چرا بر او فرود نیامد گنجی یا نیامد با او فرشته‌ای جز این نیست که توئی بیم‌دهنده و خدا است بر هر چیزی وکیل‌///پس شاید تو برخی از آنچه را که فراسویت وحی می‌شود ترک‌کننده‌ای و سینه‌ات بدان تنگ است (از آن رو) که می‌گویند: «چرا گنجی بر او فرو فرستاده نشده، یا فرشته‌ای با او نیامده‌؟» تو فقط هشداردهنده‌ای. و خدا بر هر چیزی وکیل (و) کارساز است. quran_en_fa Or they may say, "He forged it," Say, "Bring ye then ten suras forged, like unto it, and call (to your aid) whomsoever ye can, other than Allah!- If ye speak the truth! بلکه [در برابر همه قرآن می‌ایستند و] می‌گویند: او این قرآن را از نزد خود ساخته [و به خدا نسبت می‌دهد] بگو: اگر راستگویید، شما هم ده سوره مانند آن بیاورید و هر کس را غیر خدا می‌توانید، به یاری خود دعوت کنید.///بلکه [در برابر همه قرآن می‌ایستند و] می‌گویند: او این قرآن را از نزد خود ساخته [و به خدا نسبت می‌دهد] بگو: اگر راستگویید، شما هم ده سوره مانند آن بیاورید و هر کس را غیر خدا می‌توانید، به یاری خود دعوت کنید.///یا آنکه مى‌گویند که از خود برمى‌بافد و به دروغ به خدا نسبتش مى‌کند. بگو: اگر راست مى‌گویید، جز خدا هر که را که توانید به یارى بطلبید و ده سوره مانند آن به هم بربافته، بیاورید.///آیا مى‌گویند: این [قرآن‌] را به دروغ بافته است؟ بگو: اگر راست مى‌گویید [شما هم‌] ده- سوره‌ى ساخته شده همانند آن را بیاورید و غیر از خدا هر که را مى‌توانید فرا خوانید///یا مى‌گویند: «این [قرآن‌] را به دروغ ساخته است.» بگو: «اگر راست مى‌گویید، ده سوره برساخته‌شده مانند آن بیاورید و غیر از خدا هر که را مى‌توانید فرا خوانید.»///یا این که مى‌گویند: «[او] قرآن را از پیش خود بافته و ساخته است!» بگو: «اگر راست مى‌گویید، شما هم ده سوره مثل این از پیش‌خودساخته‌ها، بیاورید و [براى این کار،] غیر خدا هر کس را مى‌خواهید دعوت کنید.»///آیا کافران می‌گویند این قرآن را خود او به هم بافته و به خدا نسبت می‌دهد؟! بگو: اگر راست می‌گویید شما هم با کمک همه فصحای عرب بدون وحی خدا ده سوره بربافته مانند این قرآن بیاورید.///یا می‌گویند آن [قرآن‌] را برساخته است، بگو اگر راست می‌گویید ده سوره برساخته همانند آن بیاورید، و هر کسی را که می‌توانید در برابر خداوند به یاری بخوانید///آنها می‌گویند: «او به دروغ این (قرآن) را (به خدا) نسبت داده (و ساختگی است)!» بگو: «اگر راست می‌گویید، شما هم ده سوره ساختگی همانند این قرآن بیاورید؛ و تمام کسانی را که می‌توانید -غیر از خدا- (برای این کار) دعوت کنید!»///یا گویند دروغ بسته است آن را بگو بیاورید ده سوره همانند آن دروغ پرداخته و بخوانید هر آن را که بتوانید جز خدا اگر هستید راستگویان‌///یا می‌گویند: «آن [: قرآن] را به دروغ به خدا نسبت داده.» بگو: «اگر راستگو بوده‌اید، پس ده سوره‌ی افترا بسته همچون قرآن بیاورید و غیر از خدا هر که را توانستید (در این فراگیری مقایسه‌ای) فرا خوانید.» quran_en_fa "If then they (your false gods) answer not your (call), know ye that this revelation is sent down (replete) with the knowledge of Allah, and that there is no god but He! will ye even then submit (to Islam)?" پس اگر آنان دعوت شما را اجابت نکردند [که هرگز اجابت نمی‌کنند] بدانید که آنچه نازل شده به دانش خداست وهیچ معبودی جز او نیست، پس آیا تسلیم [حق] می‌شوید؟///پس اگر آنان دعوت شما را اجابت نکردند [که هرگز اجابت نمی‌کنند] بدانید که آنچه نازل شده به دانش خداست وهیچ معبودی جز او نیست، پس آیا تسلیم [حق] می‌شوید؟///پس اگر شما را اجابت نکردند، بدانید که قرآن به علم خدا نازل شده و نیز هیچ خدایى جز او نیست. آیا تسلیم مى‌شوید؟///پس اگر پاسخ شما را ندادند، بدانید که آنچه نازل شده به علم خداست و هیچ معبودى جز او نیست، پس آیا تسلیم مى‌شوید///پس اگر شما را اجابت نکردند، بدانید که آنچه نازل شده است به علم خداست، و اینکه معبودى جز او نیست. پس آیا شما گردن مى‌نهید؟///پس اگر از عهده‌ى اجابت [درخواست] شما برنیامدند، بدانید آنچه نازل شده، به علم خداست و این که معبودى جز او نیست، پس آیا [در این صورت] تسلیم مى‌شوید؟///پس هرگاه کافران جواب شما را ندادند در این صورت بدانید که این کتاب به علم خدا نازل شده و دعوتش این است که هیچ خدایی جز آن ذات یکتای الهی نیست، پس آیا شما مردم تسلیم (حکم خدا و رسول) خواهید شد؟///آنگاه اگر از عهده پاسخ شما بر نیامدند بدانید که آن به علم الهی نازل شده است، و اینکه خدایی جز او نیست، پس آیا پذیرنده‌اید؟///و اگر آنها دعوت شما را نپذیرفتند، بدانید (قرآن) تنها با علم الهی نازل شده؛ و هیچ معبودی جز او نیست! آیا با این حال، تسلیم می‌شوید؟///پس اگر نپذیرفتند از شما بدانید که آنچه فرستاده شده است به علم خدا است و آنکه نیست خدائی جز او پس آیا هستید شما اسلام‌آورندگان‌///«پس اگر [: به سود] شما اجابت نکردند، بدانید که قرآن بی‌گمان تنها به علم خدا نازل شده و اینکه معبودی جز او نیست. پس آیا شما (در برابر حق) تسلیمید؟» quran_en_fa Those who desire the life of the present and its glitter,- to them we shall pay (the price of) their deeds therein,- without diminution. کسانی که زندگی دنیا و زیور و زینتش را بخواهند، ثمره تلاششان را به طور کامل در [همین] دنیا به آنان می‌دهیم و در اینجا چیزی از آنان کاسته نخواهد شد.///کسانی که زندگی دنیا و زیور و زینتش را بخواهند، ثمره تلاششان را به طور کامل در [همین] دنیا به آنان می‌دهیم و در اینجا چیزی از آنان کاسته نخواهد شد.///آنان که زندگى و زینت این دنیا را بخواهند، پس همه مزد کردارشان را در این جهان مى‌دهیم و در آن نقصانى نمى‌بینند.///هر که زندگى این دنیا و تجمل آن را بخواهد [مزد] اعمالشان را به تمامى در همین دنیا به آنها مى‌دهیم و چیزى از آن کم داده نمى‌شوند///کسانى که زندگى دنیا و زیور آن را بخواهند [جزاى‌] کارهایشان را در آنجا به طور کامل به آنان مى‌دهیم، و به آنان در آنجا کم داده نخواهد شد.///کسانى که زندگانى دنیا و زیبایى‌هاى آن را بخواهند، ما در همین دنیا [نتیجه‌ى] اعمالشان را به طور کامل مى‌دهیم، و در آن، هیچ کم و کاستى نخواهد بود.///کسانی که طالب تعیش مادی و زینت دنیوی هستند ما مزد سعی آنها را در همین دنیا کاملا می‌دهیم و هیچ از اجر عملشان در دنیا کم نخواهد شد.///هر کس زندگانی دنیا و تجمل آن را بخواهد، حاصل اعمالشان را در همین دنیا به تمامی به آنان می‌دهیم، و در آن کم و کاستی نخواهند دید///کسانی که زندگی دنیا و زینت آن را بخواهند، (نتیجه) اعمالشان را در همین دنیا بطور کامل به آنها می‌دهیم؛ و چیزی کم و کاست از آنها نخواهد شد!///آنان که خواهان زندگانی دنیا و زیور آنند تمام دهیم بدیشان کردار ایشان را در آن و ایشان در آن کم داده نشوند///کسانی که زندگی دنیا و زیور آن را می‌خواسته‌اند (جزای) کارهایشان را در (همین) دنیا بی‌کم و کاست به آنان می‌دهیم‌؛ حال آنکه آنان در آن زیان‌بار نخواهند بود. quran_en_fa They are those for whom there is nothing in the Hereafter but the Fire: vain are the designs they frame therein, and of no effect and the deeds that they do! اینان کسانی هستند که در آخرت، سهمی جز آتش برای آنان نیست و آنچه [در دنیا از کار خیر] کرده‌اند، در آخرت تباه و بی اثر می‌شود، و آنچه همواره [ریاکارانه] انجام می‌دادند، باطل است.///اینان کسانی هستند که در آخرت، سهمی جز آتش برای آنان نیست و آنچه [در دنیا از کار خیر] کرده‌اند، در آخرت تباه و بی اثر می‌شود، و آنچه همواره [ریاکارانه] انجام می‌دادند، باطل است.///اینان کسانى هستند که در آخرت جز آتش نصیبى ندارند و هر چه کرده‌اند ناچیز شود و هر چه به جاى آورده‌اند باطل است.///اینان کسانى هستند که در آخرت جز آتش برایشان نخواهد بود و آنچه در دنیا انجام داده‌اند بر باد رفته و آنچه عمل مى‌کردند باطل است///اینان کسانى هستند که در آخرت جز آتش برایشان نخواهد بود، و آنچه در آنجا کرده‌اند به هدر رفته، و آنچه انجام مى‌داده‌اند باطل گردیده است.///آنان کسانى هستند که در قیامت، جز آتش چیزى ندارند. و آنچه در دنیا ساخته‌اند بر باد رفته، و اعمالى که انجام مى‌دهند، باطل و بى‌اثر خواهد بود.///ولی هم اینان هستند که دیگر در آخرت نصیبی جز آتش دوزخ ندارند و همه اعمالشان در راه دنیا (پس از مرگ) ضایع و باطل می‌گردد.///اینان کسانی هستند که در آخرت جز آتش دوزخ ندارند و هر چه در دنیا کرده‌اند بر باد رفته و کار و کردارشان باطل شده است‌///(ولی) آنها در آخرت، جز آتش، (سهمی) نخواهند داشت؛ و آنچه را در دنیا (برای غیر خدا) انجام دادند، بر باد می‌رود؛ و آنچه را عمل می‌کردند، باطل و بی‌اثر می‌شود!///آنانند که نیست ایشان را در آخرت جز آتش و تباه است آنچه ساختند در آن و ناچیز است آنچه بودند می‌کردند///اینان همانانند که در آخرت جز آتش برایشان نخواهد بود و آنچه در دنیا ساخته‌اند به هدر رفته و آنچه انجام می‌داده‌اند باطل است. quran_en_fa Can they be (like) those who accept a Clear (Sign) from their Lord, and whom a witness from Himself doth teach, as did the Book of Moses before it,- a guide and a mercy? They believe therein; but those of the Sects that reject it,- the Fire will be their promised meeting-place. Be not then in doubt thereon: for it is the truth from thy Lord: yet many among men do not believe! آیا کسانی که از سوی پروردگارشان بر دلیلی روشن [از بصیرت و بینش] متکی هستند و شاهدی از سوی او [چون قرآن برای تأیید آن دلیل روشن] از پی درآید و پیش از قرآن [هم] کتاب موسی در حالی که [برای مؤمنان] پیشوا و رحمت بود [بر حقانیت قرآن گواهی داده مانند کسانی می‌باشند که چنین نیستند] اینان [که متکی بر دلیل روشن اند] به قرآن ایمان می‌آورند، و هر کس از گروه‌ها [چه یهود، چه نصاری و چه مشرکان] به آن کفر ورزد، وعده گاهش آتش است؛ پس [ای انسان!] درباره قرآن در تردید مباش که آن از سوی پروردگارت حق است، ولی بیشتر مردم [به خاطر کبر باطنی، لجاجت و جهل] ایمان [به آن] نمی‌آورند.///آیا کسانی که از سوی پروردگارشان بر دلیلی روشن [از بصیرت و بینش] متکی هستند و شاهدی از سوی او [چون قرآن برای تأیید آن دلیل روشن] از پی درآید و پیش از قرآن [هم] کتاب موسی در حالی که [برای مؤمنان] پیشوا و رحمت بود [بر حقانیت قرآن گواهی داده مانند کسانی می‌باشند که چنین نیستند] اینان [که متکی بر دلیل روشن اند] به قرآن ایمان می‌آورند، و هر کس از گروه‌ها [چه یهود، چه نصاری و چه مشرکان] به آن کفر ورزد، وعده گاهش آتش است؛ پس [ای انسان!] درباره قرآن در تردید مباش که آن از سوی پروردگارت حق است، ولی بیشتر مردم [به خاطر کبر باطنی، لجاجت و جهل] ایمان [به آن] نمی‌آورند.///آیا آن کس که از جانب پروردگار خویش دلیلى روشن دارد و زبانش بدان گویاست و پیش از این کتاب موسى که خود پیشوا و رحمتى بوده است بدان شهادت داده، با آن کس که دلیلى ندارد برابر است؟ ایشان به آن کتاب روشن ایمان مى‌آورند. و هر گروه دیگرى که به او کافر شود، جایگاهش در آتش است. در آن شک مکن، که حق است و از جانب پروردگارت آمده است. ولى بیشتر مردم ایمان نمى‌آورند.///آیا کسى که از جانب پروردگارش بر حجتى روشن است و شاهدى از [جانب خدا] در پى اوست، و پیش از او نیز کتاب موسى که پیشوا و رحمتى بود [گواه او است، دروغ مى‌بافد]؟ آنها [که در پى حقیقت‌اند] به آن ایمان مى‌آورند و هر که از گروه‌ها به آن کافر شود آتش وعده‌گا///آیا کسى که از جانب پروردگارش بر حجتى روشن است و شاهدى از [خویشان‌] او، پیرو آن است، و پیش از وى [نیز] کتاب موسى راهبر و مایه رحمت بوده است [دروغ مى‌بافد]؟ آنان [که در جستجوى حقیقت‌اند] به آن مى‌گروند، و هر کس از گروه‌هاى [مخالف‌] به آن کفر ورزد آتش وعده‌گاه اوست. پس در آن تردید مکن که آن حق است [و] از جانب پروردگارت [آمده است‌] ولى بیشتر مردم باور نمى‌کنند.///آیا آن کس که دلیل روشنى از طرف پروردگارش دارد و به دنبال او شاهدى از اوست، و پیش از او کتاب موسى [که] رهبر و رحمت بوده است، [بر آمدن او بشارت داده، مانند کسى است که این خصوصیات را نداشته باشد]؟ آنان [که حق‌جو هستند،] به او ایمان مى‌آورند، و هر کس از گروه‌هاى مختلف به او کافر شود، وعده‌گاهش آتش است. پس، از آن در تردید مباش [که] قطعا آن [وحى، کلام] حقى است از سوی پروردگارت، اگر چه بیشتر مردم ایمان نیاورند.///آیا پیغمبری که از جانب خدا دلیلی روشن (مانند قرآن) دارد و گواهی صادق (مانند علی علیه السلام) در پی اوست و به علاوه کتاب تورات موسی هم که پیشوا و رحمت حق بر خلق بود پیش از او بوده و اینان (از اهل کتاب) به آن ایمان دارند (به آمدن آن پیامبر بشارت داده، چنین پیامبری مانند آن کس است که این امتیازات را ندارد)؟ و هر کس از طوایف بشر به او کافر شود وعده گاهش البته آتش دوزخ است، پس در آن هیچ شک مدار که این حق و درست از سوی پروردگار توست و لیکن اکثر مردم (به آن) ایمان نمی‌آورند.///آیا کسی که حجت آشکاری از پروردگارش دارد و شاهدی از [خویشان‌] او پیرو آن است [همانند کسی است که بینه و شاهدی ندارد؟] و حال آنکه پیش از آن هم کتاب موسی رهنما و مایه رحمت بود، اینان به آن ایمان دارند و هر کس از گروه مشرکان که به آن کفر و انکار ورزد، آتش دوزخ وعده‌گاه اوست، پس از [حقیقت‌] آن در تردید مباش، که آن راست و درست از سوی پروردگار توست ولی بیشتر مردم باور نمی‌کنند///آیا آن کس که دلیل آشکاری از پروردگار خویش دارد، و بدنبال آن، شاهدی از سوی او می‌باشد، و پیش از آن، کتاب موسی که پیشوا و رحمت بود (گواهی بر آن می‌دهد، همچون کسی است که چنین نباشد)؟! آنها [= حق‌طلبان و حقیقت‌جویان‌] به او (که دارای این ویژگیهاست،) ایمان می‌آورند! و هر کس از گروه‌های مختلف به او کافر شود، آتش وعده‌گاه اوست! پس، تردیدی در آن نداشته باش که آن حق است از پروردگارت! ولی بیشتر مردم ایمان نمی‌آورند!///آیا آنکه بر روشنائی است از پروردگار خود و از پیش آید گواهی از آن و پیش از آن است کتاب موسی پیشوا و رحمتی ایشان ایمان آرند بدان و آنکه کفر ورزد بدان از احزاب آتش است وعده‌گاه او پس نباش در شکی از آن همانا آن است حق از پروردگار تو لیکن بیشتر مردم ایمان نمی‌آورند///آیا پس کسی که از جانب پروردگارش بر حجتی روشن استوار بوده، و شاهدی (هم) از خودش در پی‌اش می‌آید و پیش از وی (نیز) کتاب موسی راهبر (موسویان به این حقیقت) و مایه‌ی رحمت است، آنان به او ایمان می‌آورند؟ و هر کس از گروه‌ها (ی مخالف) به او کفر ورزد، آتش، وعده‌گاه اوست. پس از آن هرگز در تردیدی مباش. همان به‌راستی از جانب پروردگارت حق است ولی بیشتر مردمان ایمان نمی‌آورند. quran_en_fa Who doth more wrong than those who invent a life against Allah? They will be turned back to the presence of their Lord, and the witnesses will say, "These are the ones who lied against their Lord! Behold! the Curse of Allah is on those who do wrong!- و ستمکارتر از کسانی که به خدا دروغ بندند چه کسی است؟ اینان [در قیامت] بر پروردگارشان عرضه خواهند شد، وگواهان [اعمال] می‌گویند: اینان کسانی هستند که بر پروردگارشان دروغ بستند؛ آگاه باشید! لعنت خدا بر ستمکاران باد.///و ستمکارتر از کسانی که به خدا دروغ بندند چه کسی است؟ اینان [در قیامت] بر پروردگارشان عرضه خواهند شد، وگواهان [اعمال] می‌گویند: اینان کسانی هستند که بر پروردگارشان دروغ بستند؛ آگاه باشید! لعنت خدا بر ستمکاران باد.///چه کس ستمکارتر از آن کسى است که به خدا دروغ مى‌بندد؟ اینان را به پروردگارشان عرضه خواهند داشت و شاهدان گواهى خواهند داد که اینانند که بر پروردگارشان دروغ مى‌بسته‌اند. هان، لعنت خدا بر ستمکاران باد؛///و کیست ستمکارتر از آن کسى که بر خدا دروغ بندد؟ آنان بر پروردگارشان عرضه مى‌شوند، و شاهدان مى‌گویند: همین کسانند که بر پروردگارشان دروغ بستند. هان، لعنت خدا بر ظالمان باد///و چه کسى ستمکارتر از آن کس است که بر خدا دروغ بندد؟ آنان بر پروردگارشان دروغ عرضه مى‌شوند، و گواهان خواهند گفت: «اینان بودند که بر پروردگارشان دروغ بستند. هان! لعنت خدا بر ستمگران باد.»///و کیست ستمکارتر از آن که بر خداوند دروغ مى‌بندد؟ آنان بر پروردگارشان عرضه مى‌شوند و شاهدان خواهند گفت: «اینها همان کسانى هستند که بر پروردگارشان دروغ بستند. بدانید! لعنت خدا بر ستمگران باد!»///و در جهان از آنهایی که به خدا نسبت دروغ دادند ستمکارتر کیست؟ آنان بر خدای خود عرضه داشته شوند و گواهان (محشر) گویند: اینان هستند که بر خدای خود دروغ بستند، آگاه باشید که لعن خدا بر ستمکاران عالم است.///و کیست ستمکارتر از کسی که بر خداوند دروغ بندد، اینان را [در قیامت‌] به پیشگاه پروردگارشان عرضه دارند، و گواهان گویند اینان کسانی هستند که بر پروردگارشان دروغ بستند، بدانید که لعنت الهی بر ستمکاران [مشرک‌] است‌///چه کسی ستمکارتر است از کسانی که بر خدا افترا می‌بندند؟! آنان (روز رستاخیز) بر پروردگارشان عرضه می‌شوند، در حالی که شاهدان [= پیامبران و فرشتگان‌] می‌گویند: «اینها همانها هستند که به پروردگارشان دروغ بستند! ای لعنت خدا بر ظالمان باد!»///و کیست ستمگرتر از آنکه ببندد بر خدا دروغی را آنان عرض شوند بر پروردگار خویش و گویند گواهان اینانند آنان که دروغ گفتند بر پروردگار خویش همانا لعنت خدا باد بر ستمگران‌///و چه کسی ستمکارتر از آن (نا) کس است که بر خدا دروغی را افترا بندد؟ ایشان بر پروردگارشان نمایش داده می‌شوند و گواهان خواهند گفت: «اینان بودند که بر پروردگارشان دروغ بستند. هان! لعنت خدا بر ستمگران.» quran_en_fa "Those who would hinder (men) from the path of Allah and would seek in it something crooked: these were they who denied the Hereafter!" آنان که مردم را از راه خدا باز می‌دارند و می‌خواهند آن را [با وسوسه و اغواگری] کج نشان دهند و به آخرت کافرند.///آنان که مردم را از راه خدا باز می‌دارند و می‌خواهند آن را [با وسوسه و اغواگری] کج نشان دهند و به آخرت کافرند.///آنان که مردم را از راه خدا بازمى‌دارند و راه خدا را منحرف مى‌خواهند و به آخرت ایمان ندارند؛///همانان که [مردم را] از راه خدا باز مى‌دارند و راه خدا را منحرف مى‌خواهند و آخرت را هم باور ندارند///همانان که [مردم را] از راه خدا باز مى‌دارند و آن را کج مى‌شمارند و خود، آخرت را باور ندارند.///کسانى که [مردم را] از راه خدا بازمى‌دارند و مى‌کوشند تا آن را کج جلوه دهند، در حالى که آنها خودشان به آخرت کافرند.///آن ستمکاران که (بندگان را) از راه خدا باز می‌دارند و سعی می‌کنند که راه حق را کج کنند (و خلق را به راه باطل کشند) و هم آنها که منکر قیامتند.///همان کسانی که [مردم را] از راه خدا باز می‌دارند و آن را ناهموار و ناهنجار می‌شمارند و هم آنان آخرت را منکرند///همانها که (مردم را) از راه خدا بازمی‌دارند؛ و راه حق را کج و معوج نشان می‌دهند؛ و به سرای آخرت کافرند!///آنان که بازدارند از راه خدا و خواهندش کج و ایشانند به آخرت کافران‌///«کسانی که (مردمان را) از راه خدا باز می‌دارند و آن را به کژی می‌خواهند و آنان، (هم) آنان به آخرت کافرانند.» quran_en_fa They will in no wise frustrate (His design) on earth, nor have they protectors besides Allah! Their penalty will be doubled! They lost the power to hear, and they did not see! اینان در زمین، عاجزکننده [خدا] نیستند تا [بتوانند از دسترس قدرت او بیرون روند]، و برای آنان سرپرستان و یاورانی جز خدا نیست، عذابشان [در روز قیامت] دو چندان خواهد شد؛ آنان [به سبب بسیاری گناه] تاب وتوان شنیدن [حق را] نداشتند و [با چشم بصیرت، حقیقت را] نمی‌دیدند.///اینان در زمین، عاجزکننده [خدا] نیستند تا [بتوانند از دسترس قدرت او بیرون روند]، و برای آنان سرپرستان و یاورانی جز خدا نیست، عذابشان [در روز قیامت] دو چندان خواهد شد؛ آنان [به سبب بسیاری گناه] تاب وتوان شنیدن [حق را] نداشتند و [با چشم بصیرت، حقیقت را] نمی‌دیدند.///اینان نمى‌توانند در روى زمین از خداى بگریزند و جز او هیچ یاورى ندارند، عذابشان مضاعف مى‌شود. نه توان شنیدن داشته‌اند و نه توان دیدن.///آنها در زمین عاجز کننده‌ى خدا نبودند و جز خدا سرپرستى نداشتند. عذاب براى آنان دو چندان مى‌شود، که نه توان شنیدن [آیات حق را] داشتند و نه مى‌دیدند///آنان در زمین درمانده‌کنندگان [خدا] نیستند، و جز خدا دوستانى براى آنان نیست. عذاب براى آنان دو چندان مى‌شود. آنان توان شنیدن [حق را] نداشتند و [حق را] نمى‌دیدند.///آنها در زمین عاجزکننده نیستند [و نمى‌توانند از خطر فرار کنند.] و در برابر خداوند هیچ یاورى ندارند. عذاب خدا نسبت به آنها مضاعف است. [چرا که هم خود گمراه بودند و هم دیگران را به گمراهى کشاندند.] آنان [از شدت لجاجت و عناد،] توان شنیدن [حق] را ندارند و [آن را] نمى‌بینند.///اینها هیچ قدرت و راه مفری در زمین (از قهر خدا) ندارند و جز خدا یار و مددکاری نخواهند یافت، عذابشان دو چندان شود، و هرگز گوششان هم در شنوایی (سخن راست) و چشمشان در بینایی (حق و حقیقت) به آنها مدد نتواند کرد.///اینان در این سرزمین گزیر و گریزی ندارند، و ایشان در برابر خداوند [و به جای او] سروری ندارند، عذابشان دو چندان خواهد شد، [چرا] که گوش شنیدن [حق‌] و چشم دیدن [حق‌] را نداشتند///آنها هیچ گاه توانایی فرار در زمین را ندارند؛ و جز خدا، پشتیبانهایی نمی‌یابند! عذاب خدا برای آنها مضاعف خواهد بود؛ (چرا که هم خودشان گمراه بودند، و هم دیگران را گمراه ساختند؛) آنها هرگز توانایی شنیدن (حق را) نداشتند؛ و (حقیقت را) نمی‌دیدند!///آنان نیستند به عجزآرندگان در زمین و نیستشان جز خدا دوستانی افزوده شود برای ایشان عذاب نبودند بتوانند شنیدن را و نبودند که ببینند///اینان در زمین درمانده‌کنندگان (خدا) نبوده‌اند، و پس از خدا هرگز اولیائی برای آنان نبوده است. عذاب برایشان چندان می‌شود، زیرا آنان توان شنیدن (حق را) نداشته‌اند و (حق را) هرگز -به‌درستی- نمی‌دیده‌اند. quran_en_fa They are the ones who have lost their own souls: and the (fancies) they invented have left them in the lurch! اینان کسانی هستند که سرمایه وجودشان را تباه کردند، و آنچه را همواره به دروغ [به عنوان شریکان خدا به خدا] نسبت می‌دادند [گم شده] از دستشان می‌رود.///اینان کسانی هستند که سرمایه وجودشان را تباه کردند، و آنچه را همواره به دروغ [به عنوان شریکان خدا به خدا] نسبت می‌دادند [گم شده] از دستشان می‌رود.///اینان به خویشتن زیان رسانیدند و آنچه را که به دروغ خدا مى‌خواندند از دست داده‌اند.///آنها هستند که خویشتن را ارزان باختند و آنچه به دروغ برساخته بودند از دست دادند///اینانند که به خویشتن زیان زده و آنچه را به دروغ برساخته بودند از دست داده‌اند.///آنها کسانى هستند که [سرمایه‌ى وجود] خویش را باخته و از آنچه به دروغ مى‌ساختند [نیز] بازمانده‌اند.///همین مردم هستند که نفوس خود را سخت در زیان افکندند و هر دروغی که می‌بسته همه از دستشان برود و محو و نابود شود.///اینان کسانی هستند که به خود زیان زده‌اند و برساخته‌هایشان بر باد رفت و از دید آنان ناپدید شد///آنان کسانی هستند که سرمایه وجود خود را از دست داده‌اند؛ و تمام معبودهای دروغین از نظرشان گم شدند …///آنانند که زیان کردند خویشتن را و گم شد از ایشان آنچه بودند دروغ می‌بستند///اینانند که خویشتن را زیان کرده‌اند، و آنچه را به دروغ برساخته بودند از آنان گم گشته است. quran_en_fa Without a doubt, these are the very ones who will lose most in the Hereafter! ثابت و یقینی است که اینانند که در آخرت از همه زیانکارترند.///ثابت و یقینی است که اینانند که در آخرت از همه زیانکارترند.///به ناچار در آخرت زیانکارترند.///و ناگزیر آنها در آخرت [از همه‌] زیانکارترند///شک نیست که آنان در آخرت زیانکارترند.///به ناچار، آنان در قیامت، زیانکارترین افرادند.///ناگزیر در عالم آخرت زیانکارترین مردم آنها هستند.///حقا که در آخرت هم اینان زیانکارترند///(به ناچار) آنها در سرای آخرت، قطعا از همه زیانکارترند!///ناگزیر آنانند در آخرت زیانمندتران‌///به ناچار آنان در آخرت، (هم) آنان زیانکارترین (مکلفان) ‌اند. quran_en_fa But those who believe and work righteousness, and humble themselves before their Lord,- They will be companions of the gardens, to dwell therein for aye! قطعا کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و به پروردگارشان آرامش و اطمینان یافتند، اهل بهشت اند و در آن جاودانه‌اند.///قطعا کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و به پروردگارشان آرامش و اطمینان یافتند، اهل بهشت اند و در آن جاودانه‌اند.///کسانى که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند و در برابر پروردگارشان فروتنى نموده‌اند، اهل بهشتند و در آن جاویدانند.///بى‌گمان کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کردند و به پروردگارشان خاضعانه دل بستند، اهل بهشتند و در آن جاودانه خواهند بود///بى‌گمان کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده و [با فروتنى‌] به سوى پروردگارشان آرام یافتند، آنان اهل بهشتند و در آن جاودانه خواهند بود.///کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام دهند و در برابر پروردگارشان فروتن باشند، آنان اهل بهشتند و براى همیشه در آنجا خواهند ماند.///اما آنان که به خدا ایمان آورده و به اعمال صالح پرداختند و به درگاه خدای خود خاضع و خاشع گردیدند آنها البته اهل بهشت جاویدند که در آن بهشت متنعم ابدی خواهند بود.///کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و در برابر پروردگارشان خشیت و خشوع داشته‌اند، اینان بهشتیان‌اند [و] هم اینان در آن جاودانه‌اند///کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و در برابر پروردگارشان خضوع و خشوع کردند، آنها اهل بهشتند؛ و جاودانه در آن خواهند ماند!///همانا آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند و زاری کردند بسوی پروردگار خویش آنانند یاران بهشت ایشانند در آن جاودانان‌///بی‌گمان کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته (ی ایمان) کرده‌اند و سوی پروردگارشان بینی‌شان را به خاک ساییده‌اند (هم) آنان -جاودانه- همدمان بهشتند. quran_en_fa These two kinds (of men) may be compared to the blind and deaf, and those who can see and hear well. Are they equal when compared? Will ye not then take heed? وصف این دو گروه [مشرک و مؤمن] همانند نابینا و کر و بینا و شنواست؛ آیا [این دو گروه] در صفت و حال یکسانند؟ پس آیا متذکر نمی‌شوید؟///وصف این دو گروه [مشرک و مؤمن] همانند نابینا و کر و بینا و شنواست؛ آیا [این دو گروه] در صفت و حال یکسانند؟ پس آیا متذکر نمی‌شوید؟///مثل این دو گروه مثل کور و کر و بینا و شنواست. آیا این دو به مثل با هم برابرند؟ چرا پند نمى‌گیرید؟///مثل این دو گروه مثل کور و کر و بینا و شنواست، آیا در مثل یکسانند؟ پس آیا پند نمى‌گیرید///مثل این دو گروه، چون نابینا و کر [در مقایسه‌] با بینا و شنواست. آیا در مثل یکسانند؟ پس آیا پند نمى‌گیرید؟///مثل دو گروه [کافر و مؤمن،] همچون نابینا و ناشنوا، و بینا و شنواست. آیا این دو گروه در مثل یکسانند؟ پس چرا پند نمى‌گیرید؟///حال این دو گروه (کفر و ایمان) در مثل به شخص کور و کر و شخص شنوا و بینا مانند است، آیا حال این هر دو شخص یکسان است؟! پس چرا متذکر نمی‌شوید؟!///مثل این دو گروه همانند نابینا و ناشنوا [از یک سو] و بینا و شنوا [از سوی دیگر] است، آیا با همدیگر برابر و همانندند؟ پس چرا پند نمی‌گیرید؟///حال این دو گروه [= مؤمنان و منکران‌]، حال «نابینا و کر» و «بینا و شنوا» است؛ آیا این دو، همانند یکدیگرند؟! آیا پند نمی‌گیرند؟!///مثل دو گروه مانند کور و کر و بینا و شنوا است آیا یکسانند در مثل آیا یادآور نمی‌شوید///مثل (این) دو گروه، چون نابینا و کر و (در مقایسه‌ی با) بینا و شنواست. آیا در مثل یکسانند؟ پس آیا متذکر نمی‌شوید؟ quran_en_fa We sent Noah to his people (with a mission): "I have come to you with a Clear Warning: بی تردید نوح را به سوی قومش فرستادیم [که به آنان بگو:] من برای شما بیم دهنده‌ای آشکارم.///بی تردید نوح را به سوی قومش فرستادیم [که به آنان بگو:] من برای شما بیم دهنده‌ای آشکارم.///و نوح را بر مردمش به پیامبرى فرستادیم. گفت: من براى شما بیم‌دهنده‌اى آشکارم،///و به راستى نوح را به سوى قومش فرستادیم، [که بگوید] من براى شما بیم‌رسانى آشکارم///و به راستى نوح را به سوى قومش فرستادیم. [گفت:] من براى شما هشداردهنده‌اى آشکارم،///و ما نوح را به سوى قومش فرستادیم، [او به مردم گفت:] «من براى شما هشداردهنده‌ى روشنى هستم.///و به حقیقت ما نوح را به سوی قومش به رسالت فرستادیم (او قومش را گفت) که من با بیان روشن برای نصیحت و هشدار شما آمدم.///به راستی که نوح را به سوی قومش فرستادیم [که با ایشان گفت‌] من هشداردهنده آشکاری شما هستم‌///ما نوح را بسوی قومش فرستادیم (؛ نخستین بار به آنها گفت): «من برای شما بیم‌دهنده‌ای آشکارم!///و همانا فرستادیم نوح را بسوی قومش که منم برای شما ترساننده آشکار///و به‌راستی نوح را همی سوی قومش فرستادیم. (گفت): «من همواره برای شما هشداردهنده‌ای آشکارکننده‌ام،» quran_en_fa "That ye serve none but Allah: Verily I do fear for you the penalty of a grievous day." که جز خدا را نپرستید؛ من بر شما از عذاب روزی دردناک بیمناکم.///که جز خدا را نپرستید؛ من بر شما از عذاب روزی دردناک بیمناکم.///که جز خداى یکتا را نپرستید. زیرا از عذاب روز سخت قیامت بر شما بیمناکم.///که جز خدا را نپرستید همانا من از عذاب روزى دردناک بر شما بیمناکم///که جز خدا را نپرستید، زیرا من از عذاب روزى سهمگین بر شما بیمناکم.///[دعوت من این است] که جز خداوند را نپرستید، که من از عذاب روزى دردناک بر شما مى‌ترسم.»///که غیر خدای یکتا کسی را نپرستید، که من از عذاب روز سخت و دردناک قیامت بر شما می‌ترسم.///که جز خداوند را مپرستید، که من بر شما از عذاب روزی سهمگین می‌ترسم‌///جز «الله» [= خدای یگانه یکتا] را نپرستید؛ زیرا بر شما از عذاب روز دردناکی می‌ترسم!///که پرستش نکنید جز خدا را که می‌ترسم بر شما از عذاب روزی دردناک‌///«که جز خدا را نپرستید؛ همانا من از عذاب روزی دردناک بر شما بیمناکم.» quran_en_fa But the chiefs of the Unbelievers among his people said: "We see (in) thee nothing but a man like ourselves: Nor do we see that any follow thee but the meanest among us, in judgment immature: Nor do we see in you (all) any merit above us: in fact we think ye are liars!" اشراف و سران کافر قومش گفتند: ما تو را جز بشری مانند خود نمی‌بینیم، و کسی را جز فرومایگان که نسنجیده و بدون اندیشه از تو پیروی کرده باشند مشاهده نمی‌کنیم، و برای شما هیچ برتری و فضیلتی بر خود نمی‌بینیم، بلکه شما را دروغگو می‌پنداریم.///اشراف و سران کافر قومش گفتند: ما تو را جز بشری مانند خود نمی‌بینیم، و کسی را جز فرومایگان که نسنجیده و بدون اندیشه از تو پیروی کرده باشند مشاهده نمی‌کنیم، و برای شما هیچ برتری و فضیلتی بر خود نمی‌بینیم، بلکه شما را دروغگو می‌پنداریم.///مهتران قومش که کافر بودند گفتند: ما تو را جز انسانى همانند خویش نمى‌بینیم. و نمى‌بینیم که جز اراذل قوم از تو متابعت کنند. و نمى‌بینیم که شما را بر ما فضیلتى باشد، بلکه پنداریم که دروغ مى‌گویید.///پس سران قومش که کافر شدند، گفتند: ما تو را جز بشرى مثل خود نمى‌بینیم، و نمى‌بینیم کسى جز فرومایگان ما بدون تأمل از تو پیروى کرده باشد، و نمى‌بینیم که شما را بر ما فضیلتى باشد، بلکه شما را دروغگو مى‌انگاریم///پس، سران قومش که کافر بودند، گفتند: «ما تو را جز بشرى مثل خود نمى‌بینیم، و جز [جماعتى از] فرومایگان ما، آن هم نسنجیده، نمى‌بینیم کسى تو را پیروى کرده باشد، و شما را بر ما امتیازى نیست، بلکه شما را دروغگو مى‌دانیم.»///پس سران قومش که کافر بودند، گفتند: «ما تو را انسانى مثل خودمان مى‌بینیم. و جز اراذل و اوباش که ساده‌لوحند، کس دیگرى را پیرو تو نمى‌یابیم، و براى شما هیچ برترى بر خودمان نمى‌بینیم، بلکه شما را دروغگو مى‌پنداریم.»///سران کافران قومش پاسخ دادند که ما تو را مانند خود بشری بیشتر نمی‌دانیم و در بادی نظر، آنان که پیرو تواند اشخاصی پست و بی‌قدر بیش نیستند و ما هیچ‌گونه مزیتی برای شما نسبت به خود نمی‌بینیم، بلکه شما را دروغگو می‌پنداریم.///بزرگانی از قومش که کفرورزیده بودند، در پاسخ او گفتند تو را جز بشری همانند خویش نمی‌بینیم و نمی‌بینیم که جز فرومایگان ما [آن هم‌] نسنجیده، از تو پیروی کنند، و برای شما بر خویش [هیچ گونه‌] برتری نمی‌بینیم، بلکه شما را دروغگو می‌دانیم‌///اشراف کافر قومش (در پاسخ او) گفتند: «ما تو را جز بشری همچون خودمان نمی‌بینیم! و کسانی را که از تو پیروی کرده‌اند، جز گروهی اراذل ساده‌لوح، مشاهده نمی‌کنیم؛ و برای شما فضیلتی نسبت به خود نمی‌بینیم؛ بلکه شما را دروغگو تصور می‌کنیم!»///پس گفتند گروهی که کفر ورزیدند از قومش نمی‌بینیمت جز بشری همانند خویش و نمی‌بینیم تو را که پیرویت کرده‌اند جز آنان که فرومایگان ما هستند نخستین بار و نمی‌بینیم شما را بر ما برتریی بلکه می‌پنداریم شما را دروغگویان‌///پس، سران قومش -که کافر شدند- گفتند: «ما تو را جز بشری همانند خود نمی‌بینیم و در نگرش آغازین نمی‌بینیم (که) کسی تو را پیروی کرده باشد جز (جماعتی از) فرومایگان ما، و برایتان بر خودمان امتیازی نمی‌بینیم، بلکه شما را دروغگویان می‌انگاریم.» quran_en_fa He said: "O my people! See ye if (it be that) I have a Clear Sign from my Lord, and that He hath sent Mercy unto me from His own presence, but that the Mercy hath been obscured from your sight? shall we compel you to accept it when ye are averse to it? نوح گفت: ای قوم من! مرا خبر دهید: اگر من بر دلیل روشنی از سوی پروردگارم متکی باشم و مرا از نزد خود رحمتی عطا کرده باشد که بر شما مخفی مانده [باز هم نبوت مرا تکذیب می‌کنید؟] آیا [در صورتی که اجباری در پذیرش دین نیست] می‌توان شما را به پذیرش آن دلیل روشن در حالی که آن را خوش ندارید، وادار کنیم؟///نوح گفت: ای قوم من! مرا خبر دهید: اگر من بر دلیل روشنی از سوی پروردگارم متکی باشم و مرا از نزد خود رحمتی عطا کرده باشد که بر شما مخفی مانده [باز هم نبوت مرا تکذیب می‌کنید؟] آیا [در صورتی که اجباری در پذیرش دین نیست] می‌توان شما را به پذیرش آن دلیل روشن در حالی که آن را خوش ندارید، وادار کنیم؟///گفت: اى قوم من، چه مى‌گویید اگر از پروردگارم حجتى به همراه داشته باشم و او مرا رحمت خویش ارزانى کرده باشد و شما از دیدن آن ناتوان باشید. آیا در حالى که خود نمى‌خواهید، شما را به اکراه به قبول آن واداریم؟///گفت: اى قوم من! به من بگویید اگر از پروردگارم حجتى روشن داشته باشم و مرا از نزد خود رحمتى داده باشد که بر شما پوشیده است، [باز هم مرا انکار مى‌کنید؟] آیا [مى‌توانیم‌] شما را به [پذیرفتن‌] آن مجبور سازیم، در حالى که از آن اکراه دارید///گفت: «اى قوم من، به من بگویید، اگر از طرف پروردگارم حجتى روشن داشته باشم، و مرا از نزد خود رحمتى بخشیده باشد که بر شما پوشیده است، آیا ما [باید] شما را در حالى که بدان اکراه دارید، به آن وادار کنیم؟»///[نوح] گفت: «اى قوم من! آیا اگر ببینید که من بر دلیل روشنى از طرف پروردگارم باشم و او از نزد خودش، رحمت [نبوت] را به من داده باشد که بر شما مخفى مانده است، [آیا باز هم سرپیچى مى‌کنید]؟ آیا شما را به پذیرش آن وادار کنیم، در حالى که نسبت به آن کراهت دارید؟///نوح قومش را پاسخ داد که‌ای قوم، شما چه می‌گویید، اگر مرا دلیل روشن و رحمت مخصوص از جانب پروردگار عطا شده باشد ولی حقیقت حال بر شما پوشیده مانده باشد آیا (جهالت نیست که) ما شما را (به رحمت و سعادت) اجبار کنیم با آنکه شما تنفر اظهار می‌کنید؟///گفت ای قوم من بیندیشید که اگر من از سوی پروردگارم حجت آشکاری داشته باشم، و او از سوی خویش رحمتی بر من بخشیده باشد، و [این حقیقت‌] از دید شما پنهان مانده باشد، پس آیا ما می‌توانیم در حالی که شما ناخوش دارید، شما را به آن ملزم کنیم؟///(نوح) گفت: «اگر من دلیل روشنی از پروردگارم داشته باشم، و از نزد خودش رحمتی به من داده باشد -و بر شما مخفی مانده- (آیا باز هم رسالت مرا انکار می‌کنید)؟! آیا ما می‌توانیم شما را به پذیرش این دلیل روشن مجبور سازیم، با اینکه شما کراهت دارید؟!///گفت ای قوم من آیا دیده‌اید که اگر باشم من بر روشنائی از پروردگار خود و بداد مرا رحمتی از نزدش پس پوشیده شد بر شما آیا وامیدارم شما بر آن حالی که هستید آنرا ناخوش‌دارندگان‌///گفت: «ای قوم من! آیا دیدید (که) اگر من از طرف پروردگارم بر حجتی روشن استوار بوده‌ام و مرا از نزد خود رحمتی داده، پس این بر شما (با کوریتان) بسی کور (و مهجور) خوانده شده است. آیا ما شما را - در حالی که برای (پذیرش) آن کراهت (و نفرت) دارید - به آن وادار کنیم‌؟» quran_en_fa "And O my people! I ask you for no wealth in return: my reward is from none but Allah: But I will not drive away (in contempt) those who believe: for verily they are to meet their Lord, and ye I see are the ignorant ones! و ای قوم من! من از شما [در برابر ابلاغ رسالتم] هیچ پاداشی نمی‌خواهم؛ پاداشم فقط بر عهده خداست، و من [برای به دست آوردن دل شما] طرد کننده کسانی که ایمان آورده‌اند [و شما آنان را فرومایه می‌دانید] نخواهم بود؛ زیرا اینان دیدارکنندگان [پاداش و مقام قرب] پروردگار خویش اند. ولی من شما را گروهی می‌بینم که جهالت می‌ورزید.///و ای قوم من! من از شما [در برابر ابلاغ رسالتم] هیچ پاداشی نمی‌خواهم؛ پاداشم فقط بر عهده خداست، و من [برای به دست آوردن دل شما] طرد کننده کسانی که ایمان آورده‌اند [و شما آنان را فرومایه می‌دانید] نخواهم بود؛ زیرا اینان دیدارکنندگان [پاداش و مقام قرب] پروردگار خویش اند. ولی من شما را گروهی می‌بینم که جهالت می‌ورزید.///اى قوم من، در برابر تبلیغ رسالت خویش مالى از شما نمى‌طلبم. مزد من تنها با خداست. آنهایى را که ایمان آورده‌اند از خود نمى‌رانم؛ آنان با پروردگار خویش دیدار خواهند کرد. ولى مى‌بینم که شما مردمى نادان هستید.///و اى قوم من! بر این [رسالت‌] مالى از شما درخواست نمى‌کنم، مزد من فقط با خداست، و کسانى را که ایمان آورده‌اند از خود نمى‌رانم [و] آنها قطعا خداى خویش را ملاقات خواهند کرد، و لیکن من شما را مردمى نادان مى‌بینم/// «و اى قوم من، بر این [رسالت،] مالى از شما درخواست نمى‌کنم. مزد من جز بر عهده خدا نیست. و کسانى را که ایمان آورده‌اند طرد نمى‌کنم. قطعا آنان پروردگارشان را دیدار خواهند کرد، ولى شما را قومى مى‌بینم که نادانى مى‌کنید.»///اى قوم من! از شما در برابر این دعوت، اجرتى درخواست نمى‌کنم، پاداش من تنها بر خداست. و من کسانى را که ایمان آورده‌اند، [به خواست شما] طرد نمى‌کنم، آنان پروردگارشان را ملاقات خواهند کرد، ولى من شما را قومی جاهل مى‌بینم.///ای قوم، من از شما در عوض هدایت ملک و مالی نمی‌خواهم، اجر من تنها بر خداست و من هرگز آن مردم با ایمان را از خود دور نمی‌کنم، که آنها به شرف ملاقات خدا می‌رسند، ولی به نظر من شما خود مردم نادانی هستید.///و ای قوم من، من از شما مالی [و منالی‌] نمی‌خواهم، اجر من فقط با خداوند است، من طردکننده کسانی که ایمان آورده‌اند، نیستم، چرا که اینان به لقای پروردگارشان خواهند رسید، و من به واقع شما را قومی نادان [و ندانم‌کار] می‌بینم‌///ای قوم! من به خاطر این دعوت، اجر و پاداشی از شما نمی‌طلبم؛ اجر من، تنها بر خداست! و من، آنها را که ایمان آورده‌اند، (بخاطر شما) از خود طرد نمی‌کنم؛ چرا که آنها پروردگارشان را ملاقات خواهند کرد؛ (اگر آنها را از خود برانم، در دادگاه قیامت، خصم من خواهند بود؛) ولی شما را قوم جاهلی می‌بینم!///و ای قوم من نخواهم از شما بر آن مالی را نیست پاداشم جز بر خدا و نیستم دورکننده آنان که ایمان آوردند همانا ایشانند ملاقات‌کننده پروردگار خویش لیکن بینم شما را گروهی که نمی‌دانید///«و ای قوم من! بر این (رسالت) هرگز مالی از شما درخواست نمی‌کنم. مزد من جز بر خدا نیست و من کسانی را که ایمان آورده‌اند طردکننده نیستم. بی‌گمان آنان پروردگارشان را (با معرفت و پاداشش) دیدارکننده‌اند. ولی شما را قومی می‌بینم که نادانی می‌کنید.» quran_en_fa "And O my people! who would help me against Allah if I drove them away? Will ye not then take heed? و ای قوم من! اگر آنان را از خود طرد کنم، چه کسی مرا در برابر [عذاب] خدا یاری می‌دهد؟ آیا متذکر نمی‌شوید؟///و ای قوم من! اگر آنان را از خود طرد کنم، چه کسی مرا در برابر [عذاب] خدا یاری می‌دهد؟ آیا متذکر نمی‌شوید؟///اى قوم من، اگر آنها را از خود برانم، چه کسى در قبال خدا مرا یارى خواهد کرد؟ آیا حقیقت را درنمى‌یابید؟///و اى قوم من! اگر آنها را طرد کنم، چه کسى مرا در برابر خدا یارى خواهد کرد؟ آیا توجه نمى‌کنید///و اى قوم من! اگر آنان را برانم، چه کسى مرا در برابر خدا یارى خواهد کرد؟ آیا عبرت نمى‌گیرید؟///اى مردم! اگر من آنان را برانم، چه کسى مرا در برابر خدا یارى خواهد کرد؟ چرا نمی‌اندیشید؟///و ای قوم، اگر من آن مردم (پاک خداپرست) را از خود برانم (و خدا از من برنجد) به مدد که از خشم خدا نجات یابم؟ آیا پند نمی‌گیرید؟///و ای قوم من، اگر من آنان را طرد کنم، چه کسی مرا در برابر خداوند یاری خواهد کرد، چرا پند نمی‌گیرید؟///ای قوم! چه کسی مرا در برابر (مجازات) خدا یاری می‌دهد اگر آنان را طرد کنم؟! آیا اندیشه نمی‌کنید؟!///و ای قوم من که مرا یاری می‌کند از خدا اگر برانمشان آیا یادآور نمی‌شوید///«و ای قوم من! اگر آنان را برانم، چه کسی مرا از (روی آوردن عذاب) خدا (بر این تخلف رسالتی) یاری خواهد کرد؟ آیا پس متذکر نمی‌شوید؟» quran_en_fa "I tell you not that with me are the treasures of Allah, nor do I know what is hidden, nor claim I to be an angel. Nor yet do I say, of those whom your eyes do despise that Allah will not grant them (all) that is good: Allah knoweth best what is in their souls: I should, if I did, indeed be a wrong-doer." و من به شما نمی‌گویم که گنجینه‌های [عنایات و الطاف] خدا نزد من است [تا به طور مستقل بتوانم حاجات شما را برآورم و هر تصرفی را که مایل باشم در آسمان‌ها و زمین بنمایم]، و ادعا نمی‌کنم که غیب هم می‌دانم، و نمی‌گویم که من فرشته‌ام و درباره آنان که چشمانتان فرومایه و خوارشان می‌نگرد، نمی‌گویم که خدا هرگز خیری به آنان نخواهد داد؛ خدا به آنچه در دل آنان است آگاه‌تر است؛ اگر چنین گویم از ستمکاران خواهم بود.///و من به شما نمی‌گویم که گنجینه‌های [عنایات و الطاف] خدا نزد من است [تا به طور مستقل بتوانم حاجات شما را برآورم و هر تصرفی را که مایل باشم در آسمان‌ها و زمین بنمایم]، و ادعا نمی‌کنم که غیب هم می‌دانم، و نمی‌گویم که من فرشته‌ام و درباره آنان که چشمانتان فرومایه و خوارشان می‌نگرد، نمی‌گویم که خدا هرگز خیری به آنان نخواهد داد؛ خدا به آنچه در دل آنان است آگاه‌تر است؛ اگر چنین گویم از ستمکاران خواهم بود.///به شما نمى‌گویم که خزاین خدا در نزد من است. و علم غیب هم نمى‌دانم. و نمى‌گویم که فرشته هستم. و نمى‌گویم که خدا به آنان که شما به حقارت در آنها مى‌نگرید خیر خود را عطا نکند. خدا به آنچه در دلهاى آنهاست آگاه‌تر است. اگر چنین کنم، از ستمکاران خواهم بود.///و به شما نمى‌گویم خزاین الهى نزد من است، و غیب هم نمى‌دانم و نمى‌گویم من فرشته‌ام، و در باره‌ى کسانى که در چشم شما خوار مى‌آیند، [مثل شما] نمى‌گویم که خدا هرگز خیرشان نخواهد داد. خدا به آنچه در ضمیر آنهاست آگاه‌تر است. [پس اگر طردشان کنم‌] من در آن ص/// «و به شما نمى‌گویم که گنجینه‌هاى خدا پیش من است، و غیب نمى‌دانم، و نمى‌گویم که من فرشته‌ام، و در باره کسانى که دیدگان شما به خوارى در آنان مى‌نگرد، نمى‌گویم خدا هرگز خیرشان نمى‌دهد. خدا به آنچه در دل آنان است آگاه‌تر است. [اگر جز این بگویم‌] من در آن صورت از ستمکاران خواهم بود.»///من به شما نمى‌گویم که گنجینه‌هاى الهى نزد من است و نه [این که از پیش خود] غیب مى‌دانم، و نمى‌گویم که من فرشته‌ام، و نمى‌گویم آن کسانى که در پیش چشم شما خوارند، خداوند هرگز به آنان خیرى نخواهد رساند؛ [بلکه] خداوند به آنچه در دل آنهاست، آگاه‌تر است. [اگر جز این بگویم،] قطعا از ستمکاران خواهم بود.»///من شما را نمی‌گویم که خزائن خدا نزد من است و نه مدعیم که از علم غیب حق آگاهم و نه دعوی کنم که فرشته آسمانم و هرگز مؤمنان پاکی را که به چشم شما خوارند نخواهم گفت که خدا آنها را هیچ خیری نرساند، که خدا بر دلهای با اخلاص آنها داناتر است که (آنها را عزیز و گرامی داشته و) اگر من آنها را خوار شمارم از ستمکاران عالم به شمار باشم.///و به شما نمی‌گویم که خزاین الهی نزد من است، و غیب نیز نمی‌دانم، و نمی‌گویم که فرشته‌ام، و به کسانی که در چشمان شما خوار می‌آیند، نمی‌گویم که خداوند هرگز خیری به آنان نخواهد داد، خداوند به ما فی‌الضمیر آنان داناتر است، اگر چنین کنم از ستمکاران خواهم بود///من هرگز به شما نمی‌گویم خزائن الهی نزد من است! و غیب هم نمی‌دانم! و نمی‌گویم من فرشته‌ام! و (نیز) نمی‌گویم کسانی که در نظر شما خوار می‌آیند، خداوند خیری به آنها نخواهد داد؛ خدا از دل آنان آگاهتر است! (با این حال، اگر آنها را برانم،) در این صورت از ستمکاران خواهم بود!»///و نمی‌گویم به شما که نزد من است گنجهای خدا و ندانم ناپیدا را و نگویم که منم فرشته و نمی‌گویم بدانان که به خواری نگرد دیدگان شما هرگز ندهد خدا بدیشان خیری خدا داناتر است بدانچه در دلهای آنان است که می‌باشم در آن هنگام از ستمکاران‌///«و برای شما نمی‌گویم گنجینه‌های خدا نزد من است و نه غیب می‌دانم و (نیز) نمی‌گویم (که‌) من همانا فرشته‌ام، و درباره‌ی کسانی که دیدگان شما به خواری و نقصان در آنان می‌نگرد، نمی‌گویم خدا هرگز خیرشان نمی‌دهد. خدا به آنچه در جان‌های آنان است دانا‌تر است. (اگر جز این بگویم) من در این هنگام (و هنگامه) ‌، بی‌گمان از ستمکاران خواهم بود.» quran_en_fa They said: "O Noah! thou hast disputed with us, and (much) hast thou prolonged the dispute with us: now bring upon us what thou threatenest us with, if thou speakest the truth!?" گفتند: ای نوح! با ما جدال و ستیزه کردی و بسیار هم جدال و ستیزه کردی، نهایتا اگر از راستگویانی آنچه را [از عذاب] به ما وعده می‌دهی، برایمان بیاور.///گفتند: ای نوح! با ما جدال و ستیزه کردی و بسیار هم جدال و ستیزه کردی، نهایتا اگر از راستگویانی آنچه را [از عذاب] به ما وعده می‌دهی، برایمان بیاور.///گفتند: اى نوح، با ما جدال کردى و بسیار هم جدال کردى. اگر راست مى‌گویى، هر وعده‌اى که به ما داده‌اى بیاور.///گفتند: اى نوح! واقعا با ما جدال کردى، و بسیار هم جدال کردى پس اگر راست مى‌گویى آنچه را به ما وعده مى‌دهى بر سر ما بیاور///گفتند: «اى نوح، واقعا با ما جدال کردى و بسیار [هم‌] جدال کردى. پس اگر از راستگویانى آنچه را [از عذاب خدا] به ما وعده مى‌دهى براى ما بیاور.»///[مخالفان] گفتند: «اى نوح! تو با ما جدال زیادى کردی، [دیگر بس است،] اگر راست مى‌گویى، آنچه را به ما وعده مى‌دهى، بر سر ما بیاور!»///قوم گفتند: ای نوح، تو با ما جدل و گفتگوی بسیار کردی، اکنون اگر راست می‌گویی بر ما عذابی که وعده می‌دهی بیار.///گفتند ای نوح به راستی که با ما مجادله کردی و چه مجادله دور و درازی هم با ما کردی، و اگر راست می‌گویی هر چه به ما وعده داده‌ای [هم‌اکنون بر سر ما] بیاور///گفتند: «ای نوح! با ما جر و بحث کردی، و زیاد هم جر و بحث کردی! (بس است!) اکنون اگر راستی می‌گویی، آنچه را (از عذاب الهی) به ما وعده می‌دهی بیاور!»///گفتند ای نوح همانا با ما ستیزه کردی پس فزون کردی ستیزه ما را پس بیاور ما را آنچه به ما وعده دهی اگر هستی از راستگویان‌///گفتند: «ای نوح! بی‌چون با ما جدل کردی، بسیار (هم) با ما جدل نمودی. پس اگر از راستان بوده‌ای آنچه را (از عذاب خدا) به ما وعده می‌دهی برایمان بیاور.» quran_en_fa He said: "Truly, Allah will bring it on you if He wills,- and then, ye will not be able to frustrate it! گفت: جز این نیست که اگر خدا بخواهد آن را برای شما می‌آورد و شما عاجز کننده [خدا] نیستید [تا بتوانید از دسترس قدرت او بیرون روید.]///گفت: جز این نیست که اگر خدا بخواهد آن را برای شما می‌آورد و شما عاجز کننده [خدا] نیستید [تا بتوانید از دسترس قدرت او بیرون روید.]///گفت: خداست که اگر بخواهد آن وعده را آشکار مى‌کند و شما از آن نتوانید گریخت.///گفت: تنها خداست که اگر بخواهد آن را براى شما مى‌آورد و شما عاجز کننده‌ى [او] نیستید///گفت: «تنها خداست که اگر بخواهد، آن را براى شما مى‌آورد و شما عاجز کننده [او] نخواهید بود.»///[نوح] گفت: «اگر خداوند اراده کند، آن را بر سر شما خواهد آورد، و شما قدرت خنثى­کردن آن را نخواهید داشت.///نوح گفت: آن وعده را اگر خدا خواهد به شما می‌رساند و هیچ از آن مفری ندارید.///گفت بی‌شک خداوند اگر بخواهد آن را [بر سر شما] خواهد آورد و شما گزیر و گریزی ندارید///(نوح) گفت: «اگر خدا اراده کند، خواهد آورد؛ و شما قدرت فرار (از آن را) نخواهید داشت!///گفت جز این نیست که آورد شما را بدان خدا اگر خواهد و نیستید شما به عجزآرندگان‌///گفت: «(این) تنها خداست که اگر بخواهد، آن را برایتان می‌آورد و شما ناتوان‌کننده (ی او) نیستید.» quran_en_fa "Of no profit will be my counsel to you, much as I desire to give you (good) counsel, if it be that Allah willeth to leave you astray: He is your Lord! and to Him will ye return!" و اگر بخواهم برای شما خیرخواهی کنم در صورتی که خدا بخواهد شما را [به کیفر گناهانتان] گمراه کند، خیرخواهی من سودی به شما نخواهد داد، او پروردگار شماست و به سویش بازگردانده می‌شوید.///و اگر بخواهم برای شما خیرخواهی کنم در صورتی که خدا بخواهد شما را [به کیفر گناهانتان] گمراه کند، خیرخواهی من سودی به شما نخواهد داد، او پروردگار شماست و به سویش بازگردانده می‌شوید.///و اگر خدا خواسته باشد که گمراهتان سازد، اگر من بخواهم شما را اندرز دهم، اندرزم سود نخواهد کرد. اوست پروردگار شما و همه بدو باز مى‌گردید.///و اگر من بخواهم شما را اندرز دهم، در صورتى که خداوند [به سزاى کفرتان‌] بخواهد گمراهتان کند، اندرز من شما را سودى نخواهد بخشید. او پروردگار شماست و به سوى او بازگردانده مى‌شوید///و اگر بخواهم شما را اندرز دهم، در صورتى که خدا بخواهد شما را بیراه گذارد، اندرز من شما را سودى نمى‌بخشد. او پروردگار شماست و به سوى او باز گردانیده مى‌شوید.///و اگر خداوند بخواهد شما را [به خاطر بی‌لیاقتی] گمراه سازد، [دیگر] نصیحت من به حال شما سودى نخواهد داشت، هر چند بخواهم براى شما خیرخواهى کنم. او پروردگار شماست، و [شما] به سوى او بازخواهید گشت.»///و اگر بخواهم شما را پند دهم دیگر پند و نصایح من سود نکند اگر خدا خواهد که شما را گمراه کند (یعنی پس از اتمام حجت به تعلیمات رسالت به حال گمراهی خود واگذارد)، او خدای شماست و به سوی او بازگردانده می‌شوید.///و اگر من بخواهم در حق شما خیر خواهی کنم، در صورتی که خداوند بخواهد شما را بیراه گذارد، خیرخواهی من سودی به حال شما نخواهد کرد، او پروردگار شماست و به سوی او باز گردانده می‌شوید///(اما چه سود که) هرگاه خدا بخواهد شما را (بخاطر گناهانتان) گمراه سازد، و من بخواهم شما را اندرز دهم، اندرز من سودی به حالتان نخواهد داشت! او پروردگار شماست؛ و بسوی او بازگشت داده می‌شوید.»///و سود ندهد شما را اندرز من اگر خواهم شما را اندرز دهم اگر خواهد گمراهتان کند او است پروردگار شما و بسوی او بازگردانیده شوید///«و اگر بخواهم شما را اندرز دهم - در صورتی که خدا خواسته باشد که شما را گمراه گذارد - اندرز من شما را سودی نمی‌بخشد. او پروردگار شماست و تنها سوی او بازگردانیده می‌شوید.» quran_en_fa Or do they say, "He has forged it"? Say: "If I had forged it, on me were my sin! and I am free of the sins of which ye are guilty! آیا مشرکان می‌گویند: پیامبر، این قرآن را از نزد خود به دروغ ساخته [و به خدا نسبت داده؟] بگو: اگر آن را به دروغ ساخته باشم، گناهم فقط بر عهده خود من است، و من از گناهانی که شما مرتکب می‌شوید، بیزارم.///آیا مشرکان می‌گویند: پیامبر، این قرآن را از نزد خود به دروغ ساخته [و به خدا نسبت داده؟] بگو: اگر آن را به دروغ ساخته باشم، گناهم فقط بر عهده خود من است، و من از گناهانی که شما مرتکب می‌شوید، بیزارم.///یا مى‌گویند که آن را به خدا دروغ بسته است. بگو: اگر آن را به خدا دروغ بسته باشم، گناهش بر من است و من از گناهى که مى‌کنید مبرا هستم.///آیا [در باره‌ى قرآن‌] مى‌گویند: آن را خود بافته است؟ بگو: اگر آن را بافته باشم، گناهم بر عهده‌ى من است و من از گناهانى که شما مى‌کنید بیزارم///یا [در باره قرآن‌] مى‌گویند: «آن را بربافته است.» بگو: «اگر آن را به دروغ سر هم کرده‌ام، گناه من بر عهده خود من است، و [لى‌] من از جرمى که به من نسبت مى‌دهید برکنارم.»///یا [مشرکان درباره‌ی پیامبر] مى‌گویند: «او، آن [سخنان] را بر خداوند افترا بسته است.» بگو: اگر من چیزى را به دروغ به خداوند نسبت داده‌ام، پس کیفرش بر عهده‌ى خودم خواهد بود. و من از جرم شما بیزارم.»///آیا باز خواهند گفت که او از پیش خود این سخنان (قرآن) را فرا بافته؟ بگو: اگر چنین باشد عقوبت آن گناه بر من است (نه بر شما) و من از (کفر و) گناه شما بیزارم.///یا می‌گویند آن را برساخته است، بگو اگر آن را برساخته باشم، در آن صورت [مسؤولیت‌] گناه من با من است، ولی من از گناهی که شما می‌کنید بری و برکنارم‌///(مشرکان) می‌گویند: «او [= محمد (ص)] این سخنان را بدروغ به خدا نسبت داده است! «بگو: «اگر من اینها را از پیش خود ساخته باشم و به او نسبت دهم، گناهش بر عهده من است؛ ولی من از گناهان شما بیزارم!»///یا گویند دروغ بسته است آن را بگو اگر دروغش بسته باشم بر من است گناهم و بیزارم از آنچه شما گناه کنید///یا (درباره‌ی قرآن) می‌گویند: «آن را (بر خدا) افترا زده است.» بگو: «اگر آن را افترا زده‌ام جرمم بر عهده‌ی خود من است و من از آنچه شما جرم می‌کنید، (برکنار و) بیزارم.» quran_en_fa It was revealed to Noah: "None of thy people will believe except those who have believed already! So grieve no longer over their (evil) deeds. و به نوح وحی شد که از قوم تو جز کسانی که [تاکنون] ایمان آورده‌اند، هرگز کسی ایمان نخواهد آورد؛ بنابراین از کارهایی که همواره [بر ضد حق] انجام می‌دادند، اندوهگین مباش.///و به نوح وحی شد که از قوم تو جز کسانی که [تاکنون] ایمان آورده‌اند، هرگز کسی ایمان نخواهد آورد؛ بنابراین از کارهایی که همواره [بر ضد حق] انجام می‌دادند، اندوهگین مباش.///و به نوح وحى رسید که از قوم تو جز آن گروه که ایمان آورده‌اند، دیگر ایمان نخواهند آورد. از کردار آنان اندوهگین مباش.///و به نوح وحى شد که از قوم تو جز آنها که [تاکنون‌] ایمان آورده‌اند دیگر کسى ایمان نخواهد آورد، پس از آنچه مى‌کنند غمگین مباش///و به نوح وحى شد که: «از قوم تو، جز کسانى که [تاکنون‌] ایمان آورده‌اند هرگز [کسى‌] ایمان نخواهد آورد. پس، از آنچه مى‌کردند غمگین مباش.»///به نوح وحى گردید که جز کسانى که [تاکنون] ایمان آورده‌اند، از قوم تو هرگز ایمان نمى‌آورند، پس از کارهایى که مى‌کنند، غمگین مباش.///و به نوح وحی شد که جز همین عده که ایمان آورده‌اند دیگر ابدا هیچ کس از قومت ایمان نخواهد آورد، پس تو بر کفر و عصیان این مردم لجوج محزون مباش.///و به نوح وحی شد که از قوم تو جز کسانی که تاکنون ایمان آورده‌اند، ایمان نخواهند آورد، و از آنچه کرده‌اند اندوهگین مباش‌///به نوح وحی شد که: «جز آنها که (تاکنون) ایمان آورده‌اند، دیگر هیچ کس از قوم تو ایمان نخواهد آورد! پس، از کارهایی که می‌کردند، غمگین مباش!///و وحی شد بسوی نوح که هرگز ایمان نیارند از قومت جز آنان که ایمان آوردند پس آزرده نشو از آنچه می‌کنند///و سوی نوح وحی شد: «از قوم تو بی‌چون، جز کسانی که (تاکنون) ایمان آورده‌اند هرگز (کسی) ایمان نخواهد آورد، پس به آنچه می‌کرده‌اند بد حال مباش.» quran_en_fa "But construct an Ark under Our eyes and Our inspiration, and address Me no (further) on behalf of those who are in sin: for they are about to be overwhelmed (in the Flood)." و با نظارت ما و [بر اساس] وحی ما کشتی را بساز، و با من درباره کسانی که ستم کرده‌اند، سخن مگو که یقینا آنان غرق شدنی هستند.///و با نظارت ما و [بر اساس] وحی ما کشتی را بساز، و با من درباره کسانی که ستم کرده‌اند، سخن مگو که یقینا آنان غرق شدنی هستند.///کشتى را زیر نظر و الهام ما بساز و در باره این ستمکاران با من سخن مگوى، که همه غرقه‌اند.///و کشتى را زیر نظر ما و به اشاره‌ى ما بساز، و در باره‌ى کسانى که ستم کردند با من سخن مگوى که آنها غرق شدنى هستند/// «و زیر نظر ما و [به‌] وحى ما کشتى را بساز، و در باره کسانى که ستم کرده‌اند با من سخن مگوى، چرا که آنان غرق شدنى‌اند.»///و زیر نظر ما و طبق دستور ما، کشتى بساز. و درباره‌ى کسانى که ستم کرده‌اند، با من سخن مگوى که آنان غرق­شدنى هستند.///و به ساختن کشتی در حضور و مشاهده ما و به دستور ما مشغول شو و درباره ستمکاران که البته باید غرق شوند دیگر با من سخن مگوی.///و کشتی را زیر نظر ما و وحی ما بساز و با من درباره کسانی که شرک‌ورزیده‌اند، سخن مگو، که آنان غرق شدنی هستند///و (اکنون) در حضور ما و طبق وحی ما، کشتی بساز! و درباره آنها که ستم کردند شفاعت مکن، که (همه) آنها غرق شدنی هستند!»///و بساز کشتی را به دیدگان ما و وحی ما و سخن نگوی با من در باره آنان که ستم کردند همانا ایشانند غرق‌شدگان‌///«و با نظرات ما و به وحی ما کشتی را بساز، و در (باره‌ی) کسانی که ستم کرده‌اند با من هم‌سخن مشو؛ بی‌گمان آنان غرق‌شدگانند.» quran_en_fa Forthwith he (starts) constructing the Ark: Every time that the chiefs of his people passed by him, they threw ridicule on him. He said: "If ye ridicule us now, we (in our turn) can look down on you with ridicule likewise! و [نوح] کشتی را می‌ساخت و هرگاه گروهی از [اشراف و سران] قومش بر او عبور می‌کردند، او را به مسخره می‌گرفتند. گفت: اگر شما ما را مسخره می‌کنید، مسلما ما هم شما را [به هنگام پدید آمدن توفان] همان گونه که ما را مسخره می‌کنید، مسخره خواهیم کرد.///و [نوح] کشتی را می‌ساخت و هرگاه گروهی از [اشراف و سران] قومش بر او عبور می‌کردند، او را به مسخره می‌گرفتند. گفت: اگر شما ما را مسخره می‌کنید، مسلما ما هم شما را [به هنگام پدید آمدن توفان] همان گونه که ما را مسخره می‌کنید، مسخره خواهیم کرد.///نوح کشتى مى‌ساخت و هر بار که مهتران قومش بر او مى‌گذشتند مسخره‌اش مى‌کردند. مى‌گفت: اگر شما ما را مسخره مى‌کنید، زودا که ما هم همانند شما مسخره‌تان خواهیم کرد.///و [نوح‌] کشتى را مى‌ساخت و هر بار که اشرافى از قومش بر او مى‌گذشتند مسخره‌اش مى‌کردند. گفت: اگر ما را مسخره کنید، ما [نیز] شما را همان‌گونه که مسخره مى‌کنید مسخره خواهیم کرد///و [نوح‌] کشتى را مى‌ساخت، و هر بار که اشرافى از قومش بر او مى‌گذشتند، او را مسخره مى‌کردند. مى‌گفت: «اگر ما را مسخره مى‌کنید، ما [نیز] شما را همان گونه که مسخره مى‌کنید، مسخره خواهیم کرد.»///و [نوح] مشغول ساختن کشتى شد. [اما] هر زمان که گروهی از قومش بر او مى‌گذشتند، او را مسخره مى‌کردند. [او] گفت: «اگر شما ما را مسخره کنید، ما [نیز] همین­گونه شما را مسخره خواهیم کرد.///و نوح به ساختن کشتی پرداخت و هرگاه گروهی از قومش بر او می‌گذشتند وی را مسخره و استهزاء می‌کردند و نوح در جواب آنها می‌گفت: اگر (امروز) شما ما را مسخره می‌کنید ما هم (روزی) شما را مسخره کنیم همان‌گونه که شما مسخره می‌کنید.///و [نوح‌] کشتی را می‌ساخت و هر بار که بزرگانی از قومش بر او می‌گذشتند او را ریشخند می‌کردند، می‌گفت اگر ما را ریشخند کنید، ما نیز [به هنگامش‌] به همان گونه که ما را ریشخند می‌کنید، ریشخندتان خواهیم کرد///او مشغول ساختن کشتی بود، و هر زمان گروهی از اشراف قومش بر او می‌گذشتند، او را مسخره می‌کردند؛ (ولی نوح) گفت: «اگر ما را مسخره می‌کنید، ما نیز شما را همین‌گونه مسخره خواهیم کرد!///و می‌ساخت کشتی را و هرگاه بر او گذشتی گروهی از قومش مسخره‌اش گرفتندی گفت اگر ما را مسخره کنید همانا ما شما را مسخره کنیم چنانکه بودید شما مسخره می‌کردید///و [نوح] کشتی را (بدین گونه) می‌سازد و هر بار که گروهی چشمگیر [: اشرافی] از قومش بر او می‌گذشتند، او را مسخره می‌کردند. گفت: «اگر ما را مسخره کنید، همان‌گونه که مسخره‌مان می‌کنید ما (هم) بی‌گمان (در امواج خروشان) مسخره‌تان خواهیم کرد.» quran_en_fa "But soon will ye know who it is on whom will descend a penalty that will cover them with shame,- on whom will be unloosed a penalty lasting:" سپس خواهید دانست که چه کسی را [در دنیا] عذابی خوارکننده و [در آخرت عذابی] پایدار خواهد رسید.///سپس خواهید دانست که چه کسی را [در دنیا] عذابی خوارکننده و [در آخرت عذابی] پایدار خواهد رسید.///به زودى خواهید دانست که عذاب بر که رسد و خوارش سازد و عذاب جاوید بر که فرود آید.///به زودى خواهید دانست که عذاب [الهى‌] سراغ چه کسى مى‌آید که خوارش سازد و عذابى پایدار بر سرش فرود آید///به زودى خواهید دانست چه کسى را عذابى خوارکننده درمى‌رسد و بر او عذابى پایدار فرود مى‌آید؟///پس به زودى خواهید دانست که مجازات خوارکننده به سراغ چه کسى خواهد آمد و عذاب جاودانه دامن چه کسى را خواهد گرفت.»///و به زودی معلوم شما شود که کدام یک به عذاب ذلت و خواری گرفتار و عذاب دائم خدا را مستوجب خواهد شد.///و به زودی خواهید دانست که بر سر چه کسی عذابی می‌آید که خوارش سازد، و عذابی پاینده بر او فرود می‌آید///بزودی خواهید دانست چه کسی عذاب خوارکننده به سراغش خواهد آمد، و مجازات جاودان بر او وارد خواهد شد!»///زود است بدانید که را آید عذابی که خوار سازدش و فرود آید بر او عذابی جایگزین‌///«پس در آینده‌ای دور خواهید دانست چه کسی را عذابی که خوار (ش) کند در می‌رسد، و بر [سر وسامان‌] ش عذابی پایدار حلول می‌کند.» quran_en_fa At length, behold! there came Our command, and the fountains of the earth gushed forth! We said: "Embark therein, of each kind two, male and female, and your family - except those against whom the word has already gone forth,- and the Believers." but only a few believed with him. [رویارویی نوح و قومش هم چنان ادامه داشت] تا هنگامی که فرمان ما فرا رسید و تنور فوران کرد، گفتیم: از هر [نوع حیوانی] یک زوج دوتایی [یک نر و یک ماده] و نیز خاندانت و آنان را که ایمان آورده‌اند، در کشتی سوار کن مگر کسی که پیش‌تر فرمان غرق شدن را بر ضد او لازم کرده‌ایم. و جز اندکی همراه او ایمان نیاوردند.///[رویارویی نوح و قومش هم چنان ادامه داشت] تا هنگامی که فرمان ما فرا رسید و تنور فوران کرد، گفتیم: از هر [نوع حیوانی] یک زوج دوتایی [یک نر و یک ماده] و نیز خاندانت و آنان را که ایمان آورده‌اند، در کشتی سوار کن مگر کسی که پیش‌تر فرمان غرق شدن را بر ضد او لازم کرده‌ایم. و جز اندکی همراه او ایمان نیاوردند.///چون فرمان ما فراز آمد و تنور جوشید، گفتیم: از هر نر و ماده دو تا و نیز خاندان خود را در کشتى بنشان -مگر آن کس را که حکم در باره‌اش از پیش صادر شده باشد- و نیز آنهایى را که به تو ایمان آورده‌اند. و جز اندکى به او ایمان نیاورده بودند.///تا آن‌گاه که فرمان ما در رسید و تنور جوشیدن گرفت، فرمودیم: از هر جفتى [از حیوانات‌] دو تا و خاندان خود را- مگر کسى که قبلا در باره‌ى او حکم صادر شده- و نیز کسانى را که ایمان آورده‌اند در کشتى سوار کن و جز عده‌ى کمى با او ایمان نیاوردند///تا آنگاه که فرمان ما دررسید و تنور فوران کرد، فرمودیم: «در آن [کشتى‌] از هر حیوانى یک جفت، با کسانت -مگر کسى که قبلا در باره او سخن رفته است- و کسانى که ایمان آورده‌اند، حمل کن.» و با او جز [عده‌] اندکى ایمان نیاورده بودند!///[کفر و استهزا ادامه داشت] تا زمانى که قهر ما آمد و تنور فوران کرد. [به نوح] گفتیم که از هر زوج، یک جفت، [نر و ماده] در آن [کشتى] سوار کن و خانواده‌ى خودت را، جز کسانی که قبلا در مورد آنها قول [عذاب] داده شده بود. و افرادى را که ایمان آورده‌اند، [سوار کن، اما] جز گروه کمى، کسى همراه او ایمان نیاورده بود.///(نوح به ساختن کشتی و قوم به تمسخر پرداختند) تا وقتی که فرمان (قهر) ما فرا رسید و از تنور آتش آب بجوشید، در آن هنگام به نوح خطاب کردیم که از هر جفت حیوان دو فرد (نر و ماده) با جمیع خانواده‌ات-جز آن (پسرت کنعان و زنت) که وعده هلاکش در علم ازلی گذشته-و هر که ایمان آورده همه را در کشتی سوار کن (که از غرقاب برهند). و گرویدگان به نوح عده قلیلی بیش نبودند.///تا به آنجا که فرمان ما در رسید و [آب از] تنور فوران کرد آنگاه گفتیم که در آن [کشتی‌] از هر جنس [جانوری‌] دو تا سوار کن و نیز خانواده‌ات را، مگر کسی که حکم [ما] از پیش درباره او مقرر شده است، و نیز کسانی را که ایمان آورده‌اند، و همراه او جز اندکی ایمان نیاورده بودند///(این وضع همچنان ادامه یافت) تا آن زمان که فرمان ما فرا رسید، و تنور جوشیدن گرفت؛ (به نوح) گفتیم: «از هر جفتی از حیوانات (از نر و ماده) یک زوج در آن (کشتی) حمل کن! همچنین خاندانت را (بر آن سوار کن) -مگر آنها که قبلا وعده هلاک آنان داده شده [= همسر و یکی از فرزندانت‌] - و همچنین مؤمنان را!» اما جز عده کمی همراه او ایمان نیاوردند!///تا گاهی که بیامد امر ما و بجوشید تنور گفتیم بار کن در آن از هرکدام دو جفت را و خاندان خویش را مگر آنکه بر او پیشی گرفته است سخن و آنان را که ایمان آوردند و ایمان نیاورده بود با او جز اندکی‌///تا هنگامی که فرمان ما در رسید و تنور (نار یا تنور نور یا تنور غضب الهی) فوران کرد، فرمودیم: «در آن کشتی از هر حیوانی (که نیاز به خشکی دارد) دو زوج، [: یک نر و یک ماده] با کسانت - مگر کسی که قبلا درباره‌ی او سخن رفته است- و کسانی (از غیر کسانت) که ایمان آورده‌اند - برگیر.» و جز (عده‌ی) اندکی با او ایمان نیاوردند. quran_en_fa So he said: "Embark ye on the Ark, In the name of Allah, whether it move or be at rest! For my Lord is, be sure, Oft-Forgiving, Most Merciful!" و نوح گفت: در آن سوار شوید که حرکت کردنش و لنگر انداختنش فقط به نام خداست، یقینا پروردگارم بسیار آمرزنده و مهربان است.///و نوح گفت: در آن سوار شوید که حرکت کردنش و لنگر انداختنش فقط به نام خداست، یقینا پروردگارم بسیار آمرزنده و مهربان است.///گفت: بر آن سوار شوید، که به نام خدا به راه افتد و به نام خدا بایستد. زیرا پروردگار من، آمرزنده و مهربان است.///و [نوح‌] گفت: در آن سوار شوید. به نام خداست حرکت آن و به نام خداست ایستادن آن [و] پروردگار من آمرزنده‌ى مهربان است///و [نوح‌] گفت: «در آن سوار شوید. به نام خداست روان‌شدنش و لنگرانداختنش، بى گمان پروردگار من آمرزنده مهربان است.»///و [نوح به مسافران کشتى] گفت: «بر آن سوار شوید که حرکت و توقفش با نام خداست. همانا پروردگار من آمرزنده و مهربان است.»///و نوح دستور داد که شما مؤمنان به کشتی در آیید تا به نام خدا کشتی هم روان شود و هم به ساحل نجات رسد، که خدای من البته بسیار آمرزنده و مهربان است.///و گفت بر آن سوار شوید، که روانه شدن و لنگر انداختنش با نام خداست، که پروردگار من آمرزگار مهربان است‌///او گفت: «به نام خدا بر آن سوار شوید! و هنگام حرکت و توقف کشتی، یاد او کنید، که پروردگارم آمرزنده و مهربان است!»///گفت سوار شوید در آن با نام خدا روان شدنش و لنگر انداختنش همانا پروردگار من است آمرزنده مهربان‌///و (نوح) گفت: «در آن (کشتی‌) سوار شوید، به نام خداست روان شدنش و (به نام خداست) لنگر انداختنش. بی‌گمان پروردگارم بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است.» quran_en_fa So the Ark floated with them on the waves (towering) like mountains, and Noah called out to his son, who had separated himself (from the rest): "O my son! embark with us, and be not with the unbelievers!" آن کشتی آنان را در میان موج هایی کوه آسا حرکت می‌داد، و نوح فرزندش را که در کناری بود، بانگ زد که‌ای پسرم! همراه ما سوار شو و با کافران مباش.///آن کشتی آنان را در میان موج هایی کوه آسا حرکت می‌داد، و نوح فرزندش را که در کناری بود، بانگ زد که‌ای پسرم! همراه ما سوار شو و با کافران مباش.///کشتى آنان را در میان امواجى چون کوه مى‌برد. نوح پسرش را که در گوشه‌اى ایستاده بود ندا داد: اى پسر، با ما سوار شو و با کافران مباش.///و آن [کشتى‌] آنها را در میان امواجى همچون کوه‌ها مى‌برد، و نوح پسرش را که در کنارى بود صدا زد: اى پسرک من! با ما سوار شو و با کافران مباش///و آن [کشتى‌] ایشان را در میان موجى کوه‌آسا مى‌برد، و نوح پسرش را که در کنارى بود بانگ درداد: «اى پسرک من، با ما سوار شو و با کافران مباش.»///و آن [کشتى] آنها را از لابه‌لاى امواجى همچون کوه، پیش مى‌برد. نوح، فرزندش را که در گوشه‌اى قرار داشت، صدا زد [و گفت]: «پسرم! با ما سوار شو و با کافران مباش!»///و آن کشتی آنان را در میان امواجی مانند کوه گردش می‌داد که در آن حال نوح فرزندش را که به کناری رفته بود ندا کرد که‌ای پسر، تو هم با ما بدین کشتی درآی و با کافران همراه مباش.///و آن [کشتی‌] ایشان را در دل موج‌ [های‌] کوه پیکر پیش می‌برد، و نوح پسرش را ندا داد -و او در کناری بودکه‌ای فرزندم همراه ما سوار شو، و با کافران مباش‌///و آن کشتی، آنها را از میان امواجی همچون کوه‌ها حرکت میداد؛ (در این هنگام،) نوح فرزندش را که در گوشه‌ای بود صدا زد: «پسرم! همراه ما سوار شو، و با کافران مباش!»///و آن روان بود بدیشان در موجی همانند کوه‌ها و برخواند نوح فرزند خود را و بود بر کناری که‌ای پسرک من سوار شو با ما و نباش با کافران‌///حال آنکه آن (کشتی) ایشان را در میان موجی همانند کوه‌ها می‌برد و نوح پسرش را - که در کناری جدا بود - بانگ در داد: «ای پسرک من! با ما سوار شو و با کافران مباش.» quran_en_fa The son replied: "I will betake myself to some mountain: it will save me from the water." Noah said: "This day nothing can save, from the command of Allah, any but those on whom He hath mercy! "And the waves came between them, and the son was among those overwhelmed in the Flood. گفت: به زودی به کوهی که مرا از [این] آب نگه دارد، پناه می‌برم. نوح گفت: امروز در برابر عذاب خدا هیچ نگه دارنده‌ای نیست مگر کسی که [خدا بر او] رحم کند. و موج میان آن دو حایل شد و پسر از غرق شدگان گردید.///گفت: به زودی به کوهی که مرا از [این] آب نگه دارد، پناه می‌برم. نوح گفت: امروز در برابر عذاب خدا هیچ نگه دارنده‌ای نیست مگر کسی که [خدا بر او] رحم کند. و موج میان آن دو حایل شد و پسر از غرق شدگان گردید.///گفت: من بر سر کوهى که مرا از آب نگه دارد، جا خواهم گرفت. گفت: امروز هیچ نگهدارنده‌اى از فرمان خدا نیست مگر کسى را که بر او رحم آورد. ناگهان موج میان آن دو حایل گشت و او از غرق‌شدگان بود.///گفت: به زودى به کوهى پناه خواهم برد که مرا از آب در امان نگاه دارد. [نوح‌] گفت: امروز از فرمان خداوند هیچ نگاه دارنده‌اى نیست مگر کسى که [خدا بر او] رحم کند. و موج میانشان حایل شد و از غرق شدگان گردید///گفت: «به زودى به کوهى پناه مى‌جویم که مرا از آب در امان نگاه مى‌دارد.» گفت: «امروز در برابر فرمان خدا هیچ نگاهدارنده‌اى نیست، مگر کسى که [خدا بر او] رحم کند.» و موج میان آن دو حایل شد و [پسر] از غرق‌شدگان گردید.///گفت: «به زودى به کوهى پناه مى‌برم تا مرا از آب حفظ کند.» [نوح] گفت: «امروز جز کسانى که مورد رحم قرار گرفته‌اند، هیچ حافظ [و پناهگاهى] در مقابل قهر الهى نیست.» [در این هنگام] موجى میان آن دو، جدایى انداخت و او غرق گردید.///آن پسر (نادان نااهل) پدر را پاسخ داد که من به زودی بر فراز کوهی روم که از خطر آبم نگه دارد، نوح گفت: امروز هیچ کس را از (قهر) خدا جز لطف او پناه نیست. و موج میان آنها جدایی افکند و پسر با کافران به دریا غرق شد.///گفت به زودی در کوهی پناه می‌گیرم که مرا از سیلاب در امان می‌دارد، [نوح‌] گفت امروز در برابر امر الهی، پشت و پناهی وجود ندارد، مگر کسی که [خداوند] بر او رحمت آورده باشد، و در میان ایشان موج حایل شد، و او از غرق شدگان گردید///گفت: «بزودی به کوهی پناه میبرم تا مرا از آب حفظ کند!» (نوح) گفت: «امروز هیچ نگهداری در برابر فرمان خدا نیسست؛ مگر آن کس را که او رحم کند!» در این هنگام، موج در میان آن دو حایل شد؛ و او در زمره غرق‌شدگان قرار گرفت!///گفت زود است پناه برم به کوهی که نگه داردم از آب گفت نیست نگهدارنده‌ای امروز از امر خدا مگر آن را که رحم کرده است و حایل شد میان ایشان موج پس شد از غرق‌شدگان‌///گفت: «به زودی به کوهی پناه می‌جویم که مرا از (سیل) آب نگه می‌دارد.» (نوح) گفت: «امروز نگهدارنده‌ای از امر خدا نیست. جز هر که خدا (بر او) رحم کند.» و موج میان آن دو حایل شد. پس (این پسر) از غرق‌شدگان بود. quran_en_fa Then the word went forth: "O earth! swallow up thy water, and O sky! Withhold (thy rain)!" and the water abated, and the matter was ended. The Ark rested on Mount Judi, and the word went forth: "Away with those who do wrong!" و [پس از هلاک شدن کافران] گفته شد: ای زمین! آب خود را فرو بر، و ای آسمان! [از ریختن باران] باز ایست، و آب کاستی گرفت و کار پایان یافت و کشتی بر [کوه] جودی قرار گرفت و گفته شد: دوری [از رحمت خدا] بر گروه ستمکاران باد.///و [پس از هلاک شدن کافران] گفته شد: ای زمین! آب خود را فرو بر، و ای آسمان! [از ریختن باران] باز ایست، و آب کاستی گرفت و کار پایان یافت و کشتی بر [کوه] جودی قرار گرفت و گفته شد: دوری [از رحمت خدا] بر گروه ستمکاران باد.///و گفته شد: اى زمین آب خود فروبر و اى آسمان بازایست. آب فروشد و کار به پایان آمد و کشتى بر کوه جودى قرار گرفت و ندا آمد که اى لعنت باد بر مردم ستمکاره.///و گفته شد: اى زمین! آب خود فرو بر، و اى آسمان بازایست، و آب فروشد و کار پایان یافت و [کشتى‌] بر جودى قرار گرفت و گفته شد: مرگ بر ستمگران///و گفته شد: «اى زمین، آب خود را فرو بر، و اى آسمان، [از باران‌] خوددارى کن. و آب فرو کاست و فرمان گزارده شده و [کشتى‌] بر جودى قرار گرفت.» و گفته شد: «مرگ بر قوم ستمکار.»///و گفته شد: «اى زمین! آبت را فرو بر، و اى آسمان! [از باریدن] بایست.» آب فرونشست و کار پایان پذیرفت و [کشتى] بر [دامنه کوه] جودى پهلو گرفت. و گفته شد: «[رحمت خدا از] قوم ستمگر دور باد!»///و به زمین خطاب شد که‌ای زمین، فورا آب خود را فرو بر، و به آسمان امر شد که باران را قطع کن، و آب (به یک لحظه) خشک شد و حکم (قهر الهی) انجام یافت و کشتی بر کوه جودی قرار گرفت، و فرمان هلاک ستمکاران در رسید.///و گفته شد که‌ای زمین آبت را فرو بر، و ای آسمان [بارانت را] فروبند، و آب فروکش کرد و کار به سرانجام رسید و [کشتی‌] بر [کوه‌] جودی قرار گرفت، و گفته شد که لعنت بر ستم‌پیشگان [مشرک‌]///و گفته شد: «ای زمین، آبت را فرو بر! و ای آسمان، خودداری کن! و آب فرو نشست و کار پایان یافت و (کشتی) بر (دامنه کوه) جودی، پهلو گرفت؛ و (در این هنگام،) گفته شد:» دور باد قوم ستمگر (از سعادت و نجات و رحمت خدا!)»///و گفته شد ای زمین فروخور آب خویش را و ای آسمان بس کن و فرونشست آب و گذشت کار و استوار شد بر جودی و گفته شد دور باد برای گروه ستمگران‌///و گفته شد: «ای زمین! آب خود را فرو بر؛ و ای آسمان! آبت را (از بیخ و بن) بر کن.» و آب فرو کاست و فرمان (خدا) انجام شد و کشتی بر (کوه) جودی قرار گرفت. و گفته شد: «دورباشی برای گروه ستمکاران!» quran_en_fa And Noah called upon his Lord, and said: "O my Lord! surely my son is of my family! and Thy promise is true, and Thou art the justest of Judges!" و نوح [پیش از توفان] پروردگارش را ندا داد و گفت: پروردگارا! به راستی که پسرم از خاندان من است و یقینا وعده‌ات [به نجات خاندانم] حق است و تو بهترین داورانی.///و نوح [پیش از توفان] پروردگارش را ندا داد و گفت: پروردگارا! به راستی که پسرم از خاندان من است و یقینا وعده‌ات [به نجات خاندانم] حق است و تو بهترین داورانی.///نوح پروردگارش را ندا داد: اى پروردگار من، پسرم از خاندان من بود و وعده تو حق است و نیرومندترین حکم‌کنندگان تو هستى.///و نوح پروردگار خود را ندا کرد و گفت: پروردگارا! پسرم از خاندان من است و قطعا وعده‌ى تو راست است و تو بهترین داورانى///و نوح پروردگار خود را آواز داد و گفت: «پروردگارا، پسرم از کسان من است، و قطعا وعده تو راست است و تو بهترین داورانى.»///پس نوح پروردگارش را ندا داد و گفت: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است و وعده‌ى تو حق است و تو بهترین داورانى.»///و نوح به درگاه خدا عرض کرد: بار پروردگارا، فرزند من از اهل بیت من است (که وعده لطف و نجات به آنها دادی) و وعده تو هم حتمی است و قادرترین حکمفرمایانی.///و نوح پروردگارش را ندا داد و گفت پروردگارا پسرم از خانواده من است و البته وعده تو نیز راست و درست است و تو داورترین داورانی‌///نوح به پروردگارش عرض کرد: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است؛ و وعده تو (در مورد نجات خاندانم) حق است؛ و تو از همه حکم‌کنندگان برتری!»///و خواند نوح پروردگار خود را پس گفت پروردگارا همانا پسرم از خاندان من است و هر آینه وعده تو حق است و توئی بهترین حکم‌کنندگان‌///و نوح پروردگار خود را ندا در داد. پس گفت: «پروردگارم! پسرم همانا از کسان من است. و به‌راستی وعده‌ی تو راست و پای‌برجاست. و تو حکیم‌ترین حکم‌کنندگانی.» quran_en_fa He said: "O Noah! He is not of thy family: For his conduct is unrighteous. So ask not of Me that of which thou hast no knowledge! I give thee counsel, lest thou act like the ignorant!" خدا فرمود: ای نوح! به یقین او از خاندان تو نیست، او [دارای] کرداری ناشایسته است، پس چیزی را که به آن علم نداری از من مخواه، همانا من تو را اندرز می‌دهم که مبادا از ناآگاهان باشی.///خدا فرمود: ای نوح! به یقین او از خاندان تو نیست، او [دارای] کرداری ناشایسته است، پس چیزی را که به آن علم نداری از من مخواه، همانا من تو را اندرز می‌دهم که مبادا از ناآگاهان باشی.///گفت: اى نوح، او از خاندان تو نیست، او عملى است ناصالح. از سر ناآگاهى از من چیزى مخواه. برحذر مى‌دارم تو را که از مردم نادان باشى.///فرمود: اى نوح! در حقیقت او از کسان تو نیست، او عملى ناصالح است، پس چیزى را که بدان علم ندارى از من مخواه. من به تو اندرز مى‌دهم که مبادا از جاهلان باشى///فرمود: «اى نوح، او در حقیقت از کسان تو نیست، او [داراى‌] کردارى ناشایسته است. پس چیزى را که بدان علم ندارى از من مخواه. من به تو اندرز مى‌دهم که مبادا از نادانان باشى.»///[خداوند] فرمود: «اى نوح! او [در واقع] از خاندان تو نیست. او [داراى] کردارى ناشایست است، پس چیزى را که به آن علم ندارى، از من مخواه! من تو را اندرز مى‌دهم که [مبادا] از جاهلان باشى.»///خدا خطاب کرد که‌ای نوح، فرزند تو هرگز با تو اهلیت ندارد، زیرا او را عمل بسیار ناشایسته است، پس تو از من تقاضای امری که هیچ از حال آن آگه نیستی مکن، من تو را پند می‌دهم که از مردم جاهل مباش.///فرمود ای نوح او [در حقیقت‌] از خانواده تو نیست، او [را] عملی ناشایسته است، پس از من چیزی مخواه که به [حقیقت‌] آن آگاهی نداری، من پندت می‌دهم که مبادا از نادانان باشی‌///فرمود: «ای نوح! او از اهل تو نیست! او عمل غیر صالحی است [= فرد ناشایسته‌ای است‌]! پس، آنچه را از آن آگاه نیستی، از من مخواه! من به تو اندرز می‌دهم تا از جاهلان نباشی!!»///گفت ای نوح نیست او از خاندان تو و همانا او کرداری است ناشایست پس نپرس مرا آنچه نیستت بدان دانشی همانا اندرزت گویم تا نباشی از نادانان‌///فرمود: «ای نوح! او (در حقیقت‌) از کسان تو نیست. او کرداری ناشایسته (و از ناکسان) است. پس چیزی را که بدان علم نداری از من مخواه. من به تو بسی اندرز می‌دهم که مبادا از نادانان باشی.» quran_en_fa Noah said: "O my Lord! I do seek refuge with Thee, lest I ask Thee for that of which I have no knowledge. And unless thou forgive me and have Mercy on me, I should indeed be lost!" نوح گفت: پروردگارا! من از اینکه چیزی را که به آن علم ندارم از تو بخواهم به تو پناه می‌برم و اگر مرا نیامرزی و بر من رحم نکنی از زیانکاران خواهم بود.///نوح گفت: پروردگارا! من از اینکه چیزی را که به آن علم ندارم از تو بخواهم به تو پناه می‌برم و اگر مرا نیامرزی و بر من رحم نکنی از زیانکاران خواهم بود.///گفت: اى پروردگار من، پناه مى‌برم به تو اگر از سر ناآگاهى چیزى بخواهم، و اگر مرا نیامرزى و به من رحمت نیاورى از زیان‌کردگان خواهم بود.///گفت: پروردگارا! من به تو پناه مى‌برم که از تو چیزى بخواهم که بدان علم ندارم، و اگر مرا نیامرزى و بر من ترحم نکنى از زیانکاران مى‌شوم///گفت: «پروردگارا، من به تو پناه مى‌برم که از تو چیزى بخواهم که بدان علم ندارم، و اگر مرا نیامرزى و به من رحم نکنى از زیانکاران باشم.»///[نوح] گفت: «پروردگارا! به تو پناه مى‌برم از این که چیزى را که به [خیر و شر] آن آگاهى ندارم، از تو درخواست کنم. و اگر تو بر من نبخشایى و بر من ترحم نکنى، از زیانکاران خواهم بود.»///نوح عرض کرد: بار الها، من پناه می‌برم به تو که دیگر چیزی که نمی‌دانم از تو تقاضا کنم، و اگر گناه مرا نبخشی و بر من ترحم نفرمایی من از زیانکاران عالم خواهم بود.///گفت پروردگارا من به تو پناه می‌برم که مبادا چیزی را که به آن آگاهی ندارم، از تو بخواهم، و اگر مرا نیامرزی و بر من رحمت نیاوری، از زیانکاران خواهم بود///عرض کرد: «پروردگارا! من به تو پناه می‌برم که از تو چیزی بخواهم که از آن آگاهی ندارم! و اگر مرا نبخشی، و بر من رحم نکنی، از زیانکاران خواهم بود!»///گفت پروردگارا پناه برم به تو که بپرسمت آنچه را نباشد مرا دانشی بدان و اگر نیامرزی مرا و رحم نکنی بر من باشم از زیانکاران‌///گفت: «پروردگارم! من به‌راستی به تو پناه می‌برم (از این) که از تو چیزی از روی نادانی بخواهم و اگر برایم پوشش ننهی و به من رحم نکنی بی‌گمان از زیانکاران هستم.» quran_en_fa The word came: "O Noah! Come down (from the Ark) with peace from Us, and blessing on thee and on some of the peoples (who will spring) from those with thee: but (there will be other) peoples to whom We shall grant their pleasures (for a time), but in the end will a grievous penalty reach them from Us." گفته شد: ای نوح! با سلام و برکاتی از سوی ما بر تو و امت هایی که با تواند [از کشتی] فرود آی و امت هایی [از نسل همراهانت به وجود می‌آیند] که به زودی آنان را [از نعمت‌های خود] برخوردار می‌کنیم، سپس آنان را از سوی ما [به سبب کفران نعمت] عذابی دردناک خواهد رسید.///گفته شد: ای نوح! با سلام و برکاتی از سوی ما بر تو و امت هایی که با تواند [از کشتی] فرود آی و امت هایی [از نسل همراهانت به وجود می‌آیند] که به زودی آنان را [از نعمت‌های خود] برخوردار می‌کنیم، سپس آنان را از سوی ما [به سبب کفران نعمت] عذابی دردناک خواهد رسید.///گفته شد: اى نوح، به سلامت و برکاتى که بر تو و آنها که همراه تواند ارزانى داشته‌ایم، فرود آى. و امتهایى هستند که آنها را برخوردار مى‌سازیم، آنگاه دستخوش عذاب دردآور ما مى‌شوند.///گفته شد: اى نوح! [از کشتى‌] فرود آى با سلامت و برکاتى از ما بر تو و بر گروه‌هایى که با تواند، و گروه‌هایى نیز هستند که برخوردارشان خواهیم کرد، آن‌گاه عذاب دردناکى از ما به آنها خواهد رسید///گفته شد: «اى نوح، با درودى از ما و برکتهایى بر تو و بر گروههایى که با تواند، فرود آى. و گروههایى هستند که به زودى برخوردارشان مى‌کنیم، سپس از جانب ما عذابى دردناک به آنان مى‌رسد.»///به نوح خطاب شد: [اینک] با سلامى از جانب ما و برکاتى بر تو و بر تمام امت‌هایى که با تو هستند، فرود آى! و به زودى امت‌هایى [از نسل همین نجات‌یافتگان] را از نعمت‌ها برخوردار خواهیم ساخت، [اما] پس از آن، [به خاطر غفلت و کفر و گناه،] عذابى دردناک از طرف ما به آنان خواهد رسید.///و خطاب شد که‌ای نوح، از کشتی فرود آی که سلام ما و برکات و رحمت ما بر تو و بر آن امم و قبایلی که همیشه (در خداپرستی) با تواند اختصاص یافته، و امتهایی دیگر هستند که (خودسر و ستمگر شوند و) ما به آنها بهره‌ای (از دنیا) دهیم سپس عذابی سخت (در قیامت) از ما به آنان خواهد رسید.///گفته شد ای نوح، فرود آی با سلامت و برکتهایی از ما بر تو و بر امتهایی از [نسل‌] همراهان تو، و امتهایی‌اند که یک چند بهره‌مندشان سازیم، سپس عذابی دردناک از ما به ایشان خواهد رسید///(به نوح) گفته شد: «ای نوح! با سلامت و برکاتی از ناحیه ما بر تو و بر تمام امتهایی که با تواند، فرود آی! و امتهای نیز هستند که ما آنها را از نعمتها بهره‌مند خواهیم ساخت، سپس عذاب دردناکی از سوی ما به آنها می‌رسد (، چرا که این نعمتها را کفران می‌کنند!)»///گفته شد ای نوح فرودآی با آرامشی از ما و برکتهائی بر تو و بر ملتهائی از آنان که با تو هستند و ملتهائی که زود است بهره‌مندشان گردانیم و سپس برسد ایشان را از ما عذابی دردناک‌///گفته شد: «ای نوح! با درودی از ما و برکت‌هایی بر تو و بر گروه‌هایی از کسانی که با تو هستند، فرود آی. و گروه‌هایی (هم هستند) که از نعمت‌ها برخوردارشان خواهیم کرد، سپس از جانب ما عذابی دردناک به آنان خواهد رسید.» quran_en_fa Such are some of the stories of the unseen, which We have revealed unto thee: before this, neither thou nor thy people knew them. So persevere patiently: for the End is for those who are righteous. اینها از خبرهای غیبی است که آن را به تو وحی می‌کنیم، نه تو آنها را پیش از این می‌دانستی و نه قوم تو؛ پس [در ابلاغ پیام ما با بهره گرفتن از این خبرها] شکیبایی ورز؛ یقینا فرجام [نیک] برای پرهیزکاران است.///اینها از خبرهای غیبی است که آن را به تو وحی می‌کنیم، نه تو آنها را پیش از این می‌دانستی و نه قوم تو؛ پس [در ابلاغ پیام ما با بهره گرفتن از این خبرها] شکیبایی ورز؛ یقینا فرجام [نیک] برای پرهیزکاران است.///اینها از خبرهاى غیب است که بر تو وحى مى‌کنیم. پیش از این نه تو آنها را مى‌دانستى و نه قوم تو. پس صبر کن، زیرا عاقبت نیک از آن پرهیزگاران است.///این‌ها از خبرهاى غیب است که به تو وحى مى‌کنیم. پیش از این نه تو آن را مى‌دانستى و نه قوم تو. پس صبورى کن که عاقبت [نیک‌] از آن پرهیزکاران است///این از خبرهاى غیب است که آن را به تو وحى مى‌کنیم. پیش از این نه تو آن را مى‌دانستى و نه قوم تو. پس شکیبا باش که فرجام [نیک‌] از آن تقواپیشگان است.///[اى پیامبر!] اینها از اخبار غیبى است که ما آنها را به تو وحى مى‌کنیم [و] پیش از این، نه تو و نه قوم تو، از آنها خبرى نداشتید، پس [تو نیز مانند نوح] صبر کن که همانا فرجام [نیک]، براى متقین است.///این (حکایت نوح) از اخبار غیب است که به تو وحی می‌کنیم و پیش از آنکه ما به تو وحی کنیم تو و قومت هیچ از آن آگاه نبودید، پس تو در طاعت حق راه صبر پیش گیر که عاقبت نیکو اهل تقوا راست.///این از اخبار غیبی است که بر تو وحی می‌کنیم، نه تو و نه قومت پیش از این آنها را نمی‌دانستید، پس شکیبایی پیشه کن که نیک سرانجامی از آن پرهیزکاران است‌///اینها از خبرهای غیب است که به تو (ای پیامبر) وحی می‌کنیم؛ نه تو، و نه قومت، اینها را پیش از این نمی‌دانستید! بنابر این، صبر و استقامت کن، که عاقبت از آن پرهیزگاران است!///این از خبرهای ناپیدا است که وحی می‌فرستیمش به سویت و نبوده‌ای که بدانی آنها را تو و نه قومت پیش از این پس بردبار شو همانا فرجام است از آن پرهیزکاران‌///«این‌ها از خبرهای مهم غیبند که آنها را به تو وحی می‌کنیم. تو چنان نبودی که از پیش آنها را بدانی و نه قومت (چنان بودند که آن را بدانند). پس شکیبایی کن (که) بی‌گمان فرجام (نیک) از آن تقواپیشگان است.» quran_en_fa To the 'Ad People (We sent) Hud, one of their own brethren. He said: "O my people! worship Allah! ye have no other god but Him. (Your other gods) ye do nothing but invent! و به سوی قوم عاد، برادرشان هود را [فرستادیم] گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید که شما را جز او هیچ معبودی نیست، شما [که شریکانی برای خدا قرار داده‌اید] جز مردمی دروغ پرداز نیستید.///و به سوی قوم عاد، برادرشان هود را [فرستادیم] گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید که شما را جز او هیچ معبودی نیست، شما [که شریکانی برای خدا قرار داده‌اید] جز مردمی دروغ پرداز نیستید.///و بر قوم عاد برادرشان هود را فرستادیم. گفت: اى قوم من، خداى یکتا را بپرستید، شما را هیچ خدایى جز او نیست و شما دروغ‌سازانى بیش نیستید.///و به سوى قوم عاد، برادرشان هود را [فرستادیم‌]. گفت: اى قوم من! خدا را بپرستید که شما را هیچ خدایى جز او نیست، [و] شما [در شرک به خدا] دروغبافانى بیش نیستید///و به سوى [قوم‌] عاد، برادرشان هود را [فرستادیم. هود] گفت: «اى قوم من، خدا را بپرستید. جز او هیچ معبودى براى شما نیست. شما فقط دروغ پردازید.»///و به سوى قوم عاد، برادرشان هود [را فرستادیم، او به مردم] گفت: «اى قوم من! خدا را بپرستید که هیچ معبودى جز او براى شما نیست. [شما در پرستش بت‌ها به خطا مى‌روید و] جز اهل افترا نیستید.///و ما برای (هدایت) قوم عاد برادرشان (یعنی مردی از طایفه آنها) هود را فرستادیم، گفت که‌ای مردم، خدای یکتا را پرستش کنید که جز او شما را خدایی نیست و شما (در گفتاری که از بتان و خدایان باطل به میان آورده‌اید بدانید که) افترا زننده‌ای بیش نیستید.///و به سوی قوم عاد برادرشان هود را [فرستادیم‌] گفت ای قوم من خداوند را که خدایی جز او ندارید، بپرستید، شما جز [قومی‌] افتراء زن نیستید///(ما) به سوی (قوم) عاد، برادرشان «هود» را فرستادیم؛ (به آنها) گفت: «ای قوم من! خدا را پرستش کنید، که معبودی جز او برای شما نیست! شما فقط تهمت می‌زنید (و بتها را شریک او می‌خوانید)!///و بسوی عاد برادر ایشان هود را گفت ای قوم من پرستش کنید خدا را نیست شما را خداوندی جز او نیستید شما جز دروغ‌آوران‌///و به سوی عادیان، برادرشان هود را (فرستادیم که) گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستید (که‌) جز او هیچ معبودی برای شما نیست (و) شما (کسانی) بجز افترازنندگان نیستید.» quran_en_fa "O my people! I ask of you no reward for this (Message). My reward is from none but Him who created me: Will ye not then understand? ای قوم من! از شما [در برابر ابلاغ رسالتم] هیچ پاداشی نمی‌خواهم، پاداشم فقط بر عهده کسی است که مرا آفریده؛ آیا نمی‌اندیشید؟///ای قوم من! از شما [در برابر ابلاغ رسالتم] هیچ پاداشی نمی‌خواهم، پاداشم فقط بر عهده کسی است که مرا آفریده؛ آیا نمی‌اندیشید؟///اى قوم من، در برابر رسالتم از شما مزدى نمى‌طلبم. مزد من تنها با آن کسى است که مرا آفریده است. چرا از روى خرد نمى‌اندیشید؟///اى قوم من! براى این کار از شما مزدى نمى‌خواهم. مزد من فقط با آن کسى است که مرا آفرید. پس آیا تعقل نمى‌کنید/// «اى قوم من، براى این [رسالت‌] پاداشى از شما درخواست نمى‌کنم. پاداش من جز بر عهده کسى که مرا آفریده است، نیست. پس آیا نمى‌اندیشید؟»///اى قوم! من از شما در برابر رسالتم پاداشى درخواست نمى‌کنم. پاداش من تنها بر عهده‌ى کسی است که مرا آفریده است. پس آیا نمى‌اندیشید؟!///ای قوم، من از شما مزد رسالت نمی‌خواهم، اجر من جز بر خدا که مرا آفریده، نیست، آیا فکر و عقل را کار نمی‌بندید؟///ای قوم من از شما برای این کار مزدی نمی‌طلبم، مزد من [بر عهده کسی‌] نیست مگر بر کسی که مرا آفریده است، آیا تعقل نمی‌کنید؟///ای قوم من! من از شما برای این (رسالت)، پاداشی نمی‌طلبم؛ پاداش من، تنها بر کسی است که مرا آفریده است؛ آیا نمی‌فهمید؟!///ای قوم من نخواهم از شما بر آن مزدی را نیست مزد من جز بر آنکه مرا آفریده است پس آیا بخرد نمی‌یابید///. «ای قوم من! بر این (رسالت) هرگز پاداشی از شما درخواست نمی‌کنم. پاداش من جز بر عهده‌ی کسی نیست که مرا بر فطرت (توحید) آفریده. پس آیا خردورزی نمی‌کنید؟» quran_en_fa "And O my people! Ask forgiveness of your Lord, and turn to Him (in repentance): He will send you the skies pouring abundant rain, and add strength to your strength: so turn ye not back in sin!" ای قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهید، آن گاه به سوی او بازگردید، [تا] برای شما باران فراوان و پی در پی فرستد و نیرویی بر نیرویتان بیفزاید، و مجرمانه روی [از حق] برمگردانید.///ای قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهید، آن گاه به سوی او بازگردید، [تا] برای شما باران فراوان و پی در پی فرستد و نیرویی بر نیرویتان بیفزاید، و مجرمانه روی [از حق] برمگردانید.///و اى قوم من، از پروردگارتان آمرزش بخواهید، آنگاه بر آستان او توبه کنید تا باران را پى در پى بر شما فروریزد و بر نیرویتان بیفزاید. و چون گنهکاران رخ برمتابید.///و اى قوم من! از پروردگار خویش آمرزش بخواهید و به درگاه او توبه کنید تا از آسمان بر شما باران پیاپى فرستد و نیرویى بر نیروى شما بیفزاید، و خلافکارانه روى برمتابید/// «و اى قوم من، از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس به درگاه او توبه کنید [تا] از آسمان بر شما بارش فراوان فرستد و نیرویى بر نیروى شما بیفزاید، و تبهکارانه روى بر مگردانید.»///اى قوم! از پروردگارتان طلب آمرزش کنید، سپس به سوى او بازگردید و توبه نمایید تا او از آسمان پى در پى بر شما باران بفرستد، و نیرویى بر نیروى شما بیافزاید، و به خاطر گناه، روى برنتابید.»///و ای قوم، از خدای خود آمرزش طلبید و به درگاه او توبه کنید تا از آسمان بر شما رحمت فراوان نازل گرداند و بر قوت و توانایی شما بیفزاید، و زنهار به نابکاری و عصیان روی مگردانید.///و ای قوم من از پروردگارتان آمرزش بخواهید و به درگاه او توبه کنید، تا از آسمان بر شما بارانی پیوسته و پیگیر بباراند، و قوتی بر قوت شما بیفزاید، و گنهکارانه روی برمتابید///و ای قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش کنید، سپس به سوی او بازگردید، تا (باران) آسمان را پی در پی بر شما بفرستد؛ و نیرویی بر نیرویتان بیفزاید! و گنهکارانه، روی (از حق) بر نتابید!»///و ای قوم من آمرزش جوئید از پروردگار خود سپس بازگشت کنید بسوی او تا فرستد آسمان را بر شما ریزاریز و بیفزاید شما را نیروئی بر نیرویتان و پشت نکنید گنهکاران‌///«و ای قوم من! از پروردگارتان پوشش بخواهید و سپس به او برگردید تا از آسمان بر (سر و سامان) ‌تان باران فراوان فرو فرستد و نیرویی بر نیرویتان بیفزاید. و مجرمانه (از خدا) روی مگردانید.» quran_en_fa They said: "O Hud! No Clear (Sign) that hast thou brought us, and we are not the ones to desert our gods on thy word! Nor shall we believe in thee! گفتند: ای هود! دلیل روشنی [که پسند خاطر ما باشد] برای ما نیاوردی، و ما به گفته تو رهاکننده معبودهای خود نیستیم، و ما به تو ایماننمی آوریم.///گفتند: ای هود! دلیل روشنی [که پسند خاطر ما باشد] برای ما نیاوردی، و ما به گفته تو رهاکننده معبودهای خود نیستیم، و ما به تو ایماننمی آوریم.///گفتند: اى هود، تو براى ما دلیل روشنى نیاورده‌اى و ما به گفتار تو خدایان خویش را ترک نمى‌کنیم و به تو ایمان نمى‌آوریم.///گفتند: اى هود! براى ما دلیل روشنى نیاورده‌اى، و ما به گفته تو از خدایان خویش دست بردار نیستیم و ما هرگز تو را باور نداریم///گفتند: «اى هود، براى ما دلیل روشنى نیاوردى، و ما براى سخن تو دست از خدایان خود برنمى‌داریم و تو را باور نداریم.»///[مشرکان] گفتند: «اى هود! تو دلیل روشنى براى ما نیاورده‌اى، و ما به خاطر سخنان تو، از خدایانمان دست بر‌نمى‌داریم. و ما از ایمان آورندگان به تو نیستیم.///قوم هود وی را پاسخ دادند که‌ای هود، تو برای ما دلیلی (روشن بر دعوی رسالت خود) نیاوردی و ما هرگز از خدایان خود به مجرد حرف تو دست نمی‌کشیم و ما هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد.///گفتند ای هود، برای ما حجتی روشن نیاورده‌ای و ما رهاکننده خدایان خود به خاطر سخن تو نیستیم و ما به تو ایمان نمی‌آوریم‌///گفتند: «ای هود! تو دلیل روشنی برای ما نیاورده‌ای! و ما خدایان خود را بخاطر حرف تو، رها نخواهیم کرد! و ما (اصلا) به تو ایمان نمی‌آوریم!///گفتند ای هود نیاوردی ما را نشانیی و نیستیم ما ترک‌کننده خدایان خود به گفتار تو و نیستیم ما به تو ایمان‌آورندگان‌///گفتند: «ای هود! برای ما (دلیل) روشنی نیاوردی و ما برای سخن تو از خدایانمان دست‌بردار نیستیم، و هرگز برایت ایمان‌آورنده (ی به خدایت) نیستیم.» quran_en_fa "We say nothing but that (perhaps) some of our gods may have seized thee with imbecility." He said: "I call Allah to witness, and do ye bear witness, that I am free from the sin of ascribing, to Him, [ما درباره تو] جز این نمی‌گوییم که برخی از معبودهای ما به تو گزند و آسیب [روحی] رسانده‌اند [به همین سبب سخنان جنون آمیز و بی منطق می‌گویی]. هود گفت: من خدا را گواه می‌گیرم و شما هم گواه باشید که یقینا من از آنچه شریک او قرار می‌دهید، بیزارم.///[ما درباره تو] جز این نمی‌گوییم که برخی از معبودهای ما به تو گزند و آسیب [روحی] رسانده‌اند [به همین سبب سخنان جنون آمیز و بی منطق می‌گویی]. هود گفت: من خدا را گواه می‌گیرم و شما هم گواه باشید که یقینا من از آنچه شریک او قرار می‌دهید، بیزارم.///جز این نگوییم که بعضى از خدایان ما به تو آزارى رسانده‌اند. گفت: خدا را گواه مى‌گیرم و شما نیز گواه باشید که من از آنچه جز خداى یکتا به شرک مى‌پرستید بیزارم.///[چیزى‌] جز این نمى‌گوییم که بعضى از خدایان ما به تو آسیب رسانده‌اند. گفت: من خدا را گواه مى‌گیرم و [شما نیز] شاهد باشید که من از آنچه شریک او مى‌کنید بیزارم/// «[چیزى‌] جز این نمى‌گوییم که بعضى از خدایان ما به تو آسیبى رسانده‌اند.» گفت: «من خدا را گواه مى‌گیرم، و شاهد باشید که من از آنچه جز او شریک وى مى‌گیرید بیزارم.///ما جز این نمی­گوییم که بعضى از خدایان ما به تو زیان رسانده [و عقلت را ربوده‌اند. هود] گفت: «من خدا را گواه مى‌گیرم و شما [نیز] شاهد باشید که من از آنچه شریک [خدا] قرار می‌دهید بیزارم.///تنها چیزی که (درباره تو) می‌گوییم این است که برخی از خدایان ما تو را آسیب جنون رسانیده است. هود به آنها گفت: من خدا را گواه می‌گیرم و شما هم گواه باشید که من از خدایانی که غیر خدای یکتا می‌پرستید بیزارم.///ما جز این نمی‌گوییم که بعضی از خدایان ما به تو گزندی رسانده‌اند، [هود] گفت من خداوند را گواه می‌گیرم و شما هم گواه باشید که من از شرکی که در برابر او می‌ورزید، بری و برکنارم‌///ما (درباره تو) فقط می‌گوییم: بعضی از خدایان ما، به تو زیان رسانده (و عقلت را ربوده) اند!» (هود) گفت: «من خدا را به شهادت می‌طلبم، شما نیز گواه باشید که من بیزارم از آنچه شریک (خدا) قرارمی‌دهید …///نگوئیم جز آنکه گرفته است تو را برخی از خدایان ما به بدی گفت همانا گواه گیرم خدا را و گواه باشید شما که بیزارم از آنچه شرک می‌ورزید///. «(با تو چیزی) نمی‌گوییم، جز اینکه بعضی از خدایان ما تو را به (گونه‌ای) بد (و ناروا از خرد) عریان کرده‌اند.» گفت: «به‌راستی من خدا را گواه می‌گیرم و (شما هم) شاهد باشید که من از آنچه (با او) شریک می‌گیرید به راستی بیزارم؛» quran_en_fa "Other gods as partners! so scheme (your worst) against me, all of you, and give me no respite. [آری، از هر معبودی] به غیر او [بیزارم] پس همه شما بر ضد من نیرنگ بزنید، سپس مهلتم ندهید.///[آری، از هر معبودی] به غیر او [بیزارم] پس همه شما بر ضد من نیرنگ بزنید، سپس مهلتم ندهید.///همگى به حیله‌گرى بر ضد من برخیزید و مرا مهلت مدهید.///پس همگى [در باره‌] من نیرنگ کنید سپس مهلتم ندهید///پس، همه شما در کار من نیرنگ کنید و مرا مهلت مدهید.///از هر چه غیر اوست [بیزارم]، پس همگى علیه من توطئه کنید و مرا مهلت ندهید،///شما هم هر فکر و تدبیری در کار من دارید بیندیشید و هیچ مهلتم ندهید.///پس همگی در حق من هر کید و مکری که دارید به کار برید، و مهلتم مدهید///از آنچه غیر او (می‌پرستید)! حال که چنین است، همگی برای من نقشه بکشید؛ و مرا مهلت ندهید! (اما بدانید کاری از دست شما ساخته نیست!)///جز خدا پس آهنگ من کنید همگی و سپس مهلتم ندهید///«بجز او (خدایی نیست). پس همگان در کار من نیرنگ کنید، و سپس مرا مهلت (هم) مدهید.» quran_en_fa "I put my trust in Allah, My Lord and your Lord! There is not a moving creature, but He hath grasp of its fore-lock. Verily, it is my Lord that is on a straight Path. یقینا من بر خدا که پروردگار من و پروردگار شماست توکل کردم؛ هیچ جنبنده‌ای نیست مگر اینکه او مهارش را به دست [قدرت و فرمانروایی خود] گرفته است، مسلما پروردگارم بر راهی راست است.///یقینا من بر خدا که پروردگار من و پروردگار شماست توکل کردم؛ هیچ جنبنده‌ای نیست مگر اینکه او مهارش را به دست [قدرت و فرمانروایی خود] گرفته است، مسلما پروردگارم بر راهی راست است.///من بر خداى یکتا که پروردگار من و پروردگار شماست توکل کردم. هیچ جنبنده‌اى نیست مگر آنکه زمام اختیارش را او گرفته است. هر آینه پروردگار من بر صراط مستقیم است.///بى‌گمان، من بر خداوند که پروردگار من و پروردگار شماست توکل کردم. هیچ جنبنده‌اى نیست مگر این که خداوند گیرنده‌ى زمام هستى اوست. به راستى پروردگار من بر راه راست است///در حقیقت، من بر خدا، پروردگار خودم و پروردگار شما توکل کردم. هیچ جنبنده‌اى نیست مگر اینکه او مهار هستى‌اش را در دست دارد. به راستى پروردگار من بر راه راست است.///من بر خداوندى که پروردگار من و شماست، توکل کرده‌ام، هیچ جنبنده‌اى نیست، مگر آن که او، مهارش را گرفته است به درستى که پروردگار من بر راهی راست است.///من بر خدا که پروردگار من و شماست توکل کرده‌ام، که زمام اختیار هر جنبنده‌ای به دست اوست و البته پروردگار من (در کار بندگان) به راه راست است.///چرا که من بر خداوند، پروردگارم، که پروردگار شما نیز هست، توکل کرده‌ام، هیچ جنبنده‌ای نیست مگر آنکه او [خداوند] حاکم بر هستی اوست، پروردگار من بر راه راست است‌///من، بر «الله» که پروردگار من و شماست، توکل کرده‌ام! هیچ جنبنده‌ای نیست مگر اینکه او بر آن تسلط دارد؛ (اما سلطه‌ای با عدالت! چرا که) پروردگار من بر راه راست است!///همانا توکل کردم بر خدا پروردگار من و پروردگار شما نیست جنبنده‌ای جز آنکه او است گیرنده پیشانیش پروردگار من است بر راهی راست‌///«من همواره بر خدا - پروردگار خودم و پروردگار شما - توکل کردم. هیچ جنبنده‌ای نیست مگر اینکه خدا گیرنده‌ی پیشانی (هستی‌) اوست. به‌راستی پروردگارم بر راهی بس راست (و راهوار) محیط و استوار است.» quran_en_fa "If ye turn away,- I (at least) have conveyed the Message with which I was sent to you. My Lord will make another people to succeed you, and you will not harm Him in the least. For my Lord hath care and watch over all things." پس اگر روی [از حق] برگردانید [زیانش متوجه خود شماست] یقینا آنچه را که من برای آن به سوی شما فرستاده شده‌ام به شما ابلاغ کردم، و پروردگارم گروهی غیر از شما را جایگزین [شما] خواهد کرد، و نمی‌توانید هیچ زیانی به او رسانید؛ زیرا پروردگارم بر همه چیز نگهبان است.///پس اگر روی [از حق] برگردانید [زیانش متوجه خود شماست] یقینا آنچه را که من برای آن به سوی شما فرستاده شده‌ام به شما ابلاغ کردم، و پروردگارم گروهی غیر از شما را جایگزین [شما] خواهد کرد، و نمی‌توانید هیچ زیانی به او رسانید؛ زیرا پروردگارم بر همه چیز نگهبان است.///اگر هم رویگردان شوید، من رسالت خویش را به شما رسانیدم و پروردگار من مردم دیگرى را جانشین شما خواهد ساخت و هیچ به او زیانى نمى‌رسانید. زیرا پروردگار من، نگهبان همه چیزهاست.///پس اگر روى بگردانید، به یقین [بدانید] آنچه را که به منظور آن به سوى شما فرستاده شده‌ام به شما رساندم و پروردگار من قومى غیر از شما را جانشین [شما] خواهد کرد و به او ضررى نتوانید زد. بى‌شک پروردگار من حافظ هر چیزى است///پس اگر روى بگردانید، به یقین، آنچه را که به منظور آن به سوى شما فرستاده شده بودم به شما رسانیدم، و پروردگارم قومى جز شما را جانشین [شما] خواهد کرد. و به او هیچ زیانى نمى‌رسانید. در حقیقت، پروردگارم بر هر چیزى نگاهبان است.///پس اگر شما روى برگردانید، به راستى که من آنچه را به خاطر آن، به سوى شما فرستاده شدم، به شما رسانده‌ام. و پروردگارم گروه دیگرى را جانشین شما خواهد کرد، و شما هیچ ضررى به او نمى‌رسانید. همانا پروردگارم بر هر چیزى نگهبان است.»///پس اگر شما روی بگردانید من به وظیفه خود که ابلاغ رسالت (و اتمام حجت) بر شماست قیام کردم، و خدای من قومی دیگر را جانشین شما خواهد کرد و به او هیچ ضرری نتوانید رسانید، که پروردگار من بر هر چیز نگهبان است.///پس اگر رو بر تابید [بدانید که‌] من به راستی رسالتی را که برای شما داشته‌ام، به شما رسانده‌ام و پروردگار من قومی غیر از شما را جانشین شما خواهد کرد و به او هیچ زیانی نمی‌توانید برسانید، که پروردگار من نگهبان هر چیز است‌///پس اگر روی برگردانید، من رسالتی را که مأمور بودم به شما رساندم؛ و پروردگارم گروه دیگری را جانشین شما می‌کند؛ و شما کمترین ضرری به او نمی‌رسایند؛ پروردگارم حافظ و نگاهبان هر چیز است!»///پس اگر پشت کردند همانا ابلاغ کردم به شما آنچه را بدان فرستاده شدم بسوی شما و برگیرد به جای شما پروردگار من قومی را غیر از شما و گزندش نرسانید به چیزی همانا پروردگار من است بر همه چیز نگهبان‌///«پس اگر روی برگردانند، به راستی آنچه را که (برای آن‌) به سوی شما فرستاده شده بودم همواره به شما ابلاغ کردم، و پروردگارم قومی جز شما را جانشین (تان) خواهد کرد. حال آنکه به او هیچ زیانی نمی‌رسانید. به‌راستی، پروردگارم بر هر چیزی نگهبان است.» quran_en_fa So when Our decree issued, We saved Hud and those who believed with him, by (special) Grace from Ourselves: We saved them from a severe penalty. و هنگامی که فرمان ما [بر عذاب آنان] فرا رسید، هود و آنان را که با او ایمان آورده بودند با رحمتی از سوی خود نجات دادیم و آنان را از عذابی سخت رهایی بخشیدیم.///و هنگامی که فرمان ما [بر عذاب آنان] فرا رسید، هود و آنان را که با او ایمان آورده بودند با رحمتی از سوی خود نجات دادیم و آنان را از عذابی سخت رهایی بخشیدیم.///چون فرمان ما دررسید، به بخشایش خویش هود و کسانى را که به او ایمان آورده بودند نجات دادیم و آنها را از عذاب سخت رهانیدیم.///و چون فرمان ما در رسید، هود و کسانى را که با او گرویده بودند به رحمتى از جانب خود نجات دادیم و آنها را از عذابى سخت رهانیدیم///و چون فرمان ما دررسید، هود و کسانى را که با او گرویده بودند، به رحمتى از جانب خود نجات بخشیدیم و آنان را از عذابى سخت رهانیدیم.///و زمانى که فرمان [قهر] ما آمد، هود و کسانى را که با او ایمان آورده بودند، به رحمت خود نجات دادیم و از عذاب سخت رهایشان ساختیم.///و چون فرمان (قهر) ما (به هلاکت قوم) در رسید ما به فضل و رحمت خود هود و کسانی را که با او ایمان آوردند نجات بخشیدیم و آنها را از عذاب بسیار سختی ایمن ساختیم.///و چون فرمان ما در رسید، هود و کسانی را که همراه او ایمان آورده بودند، به رحمت خویش نجات دادیم و از عذاب سخت رهانیدیم‌///و هنگامی که فرمان ما فرا رسید، «هود» و کسانی را که با او ایمان آورده بودند، به رحمت خود نجات دادیم؛ و آنها را از عذاب شدید، رهایی بخشیدیم!///و هنگامی که بیامد امر ما رهانیدیم هود را و آنان که ایمان آوردند با او به رحمتی از ما و رهائیشان دادیم از عذابی انبوه‌///و هنگامی که فرمان ما در رسید، هود و کسانی را که با او (به خدا) گرویده بودند، به رحمتی (بزرگ) از خود، نجات بخشیدیم و آنان را از عذابی پرفشار (و خشونت‌بار) رهانیدیم. quran_en_fa Such were the 'Ad People: they rejected the Signs of their Lord and Cherisher; disobeyed His messengers; And followed the command of every powerful, obstinate transgressor. و اینان قوم عاد بودند که آیات پروردگارشان را انکار کردند، و از پیامبران او نافرمانی نمودند، و فرمان هر سرکش ستیزه جویی را پیروی کردند.///و اینان قوم عاد بودند که آیات پروردگارشان را انکار کردند، و از پیامبران او نافرمانی نمودند، و فرمان هر سرکش ستیزه جویی را پیروی کردند.///اینان قوم عاد بودند که آیات پروردگارشان را انکار کردند و پیامبرانش را نافرمانى کردند و به فرمان هر جبار کینه‌توزى گردن نهادند.///و این [قوم‌] عاد بودند که آیات پروردگارشان را انکار کردند و فرستادگانش را نافرمانى نمودند و از فرمان هر جبار دشمن حق پیروى کردند///و این، [قوم‌] عاد بود که آیات پروردگارشان را انکار کردند، و فرستادگانش را نافرمانى نمودند، و به دنبال فرمان هر زورگوى ستیزه‌جوى رفتند.///و آن [قوم] عاد، آیات پروردگارشان را منکر شدند و پیامبران او را نافرمانى کرده، از فرمان هر ستمگر لجوجى پیروى نمودند.///و همین قوم عاد (امت هود) هستند که آیات خدا را انکار و پیغمبران او را نافرمانی کردند و پیرو امر هر شخصی جبار و عنودی شدند.///و این قوم عاد بود که آیات پروردگارشان را انکار کردند و از پیامبران او سرپیچی کردند و از کار و بار هر زورگوی ستیزه‌جویی پیروی کردند///و این قوم «عاد» بود که آیات پروردگارشان را انکار کردند؛ و پیامبران او را معصیت نمودند؛ و از فرمان هر ستمگر دشمن حق، پیروی کردند!///و اینک عاد انکار کردند آیتهای پروردگار خود را و نافرمانی کردند پیمبران او را و پیروی کردند فرمان هر فرمانده خیره‌سری را///آنان عادیانند (که) آیات پروردگارشان را انکار (و انگار) کردند و فرستادگانش را نافرمانی نمودند و به دنبال فرمان هر زورگوی ستیزه‌جویی رفتند. quran_en_fa And they were pursued by a Curse in this life,- and on the Day of Judgment. Ah! Behold! for the 'Ad rejected their Lord and Cherisher! Ah! Behold! removed (from sight) were 'Ad the people of Hud! و در این دنیا و روز قیامت با لعنتی بدرقه شدند. آگاه باشید که [قوم] عاد به پروردگارشان کافر شدند، هان! دوری [از رحمت خدا] بر عاد، قوم هود باد.///و در این دنیا و روز قیامت با لعنتی بدرقه شدند. آگاه باشید که [قوم] عاد به پروردگارشان کافر شدند، هان! دوری [از رحمت خدا] بر عاد، قوم هود باد.///و در این دنیا و در روز قیامت گرفتار لعنت شدند. آگاه باشید که قوم عاد به پروردگارشان کافر شدند که لعنت باد بر عاد، قوم هود.///و [سر انجام‌] در این دنیا و روز قیامت با لعنت و نفرین بدرقه شدند. آگاه باشید که عادیان به پروردگارشان کافر شدند. اى طرد و هلاک باد بر عادیان، قوم هود///و [سرانجام‌] در این دنیا و روز قیامت، لعنت بدرقه [راه‌] آنان گردید. آگاه باشید که عادیان به پروردگارشان کفر ورزیدند. هان، مرگ بر عادیان: قوم هود.///و [سرانجام] در این دنیا و در روز قیامت، لعنت [و قهر الهى] در پى ایشان شد. بدانید که قوم عاد به پروردگارشان کفر ورزیدند. آگاه باشید که عاد، قوم هود [از رحمت الهى] دور باد!///و آنها به لعن خدا هم در حیات دنیا و هم در قیامت گرفتار گردیدند، آگاه باشید که قوم عاد به خدای خود کافر شدند، بدانید که قوم عاد، امت هود از رحمت خدا دورند.///و هم در این دنیا و هم در روز قیامت لعنتی گریبانگیرشان شد، بدانید که قوم عاد به پروردگارشان کفرورزیدند، هان نفرین بر عاد قوم هود باد///آنان، در این دنیا و روز قیامت، لعنت (و نام ننگینی) بدنبال دارند! بدانید «عاد» نسبت به پروردگارشان کفر ورزیدند! دور باد «عاد» -قوم هود- (از رحمت خدا، و خیر و سعادت)!///و پیرو شدند در این دنیا لعنتی را و در روز قیامت همانا عاد کفر ورزیدند به پروردگار خویش همانا دور باد برای عاد قوم هود///و (سرانجام) در این دنیا و روز قیامت، لعنت، بدرقه‌ی (راه) آنان گردید. هان! عادیان به پروردگارشان کفر ورزیدند. هان! (که) عادیان - قوم هود - از رحمت خدا دورند. quran_en_fa To the Thamud People (We sent) Salih, one of their own brethren. He said: "O my people! Worship Allah: ye have no other god but Him. It is He Who hath produced you from the earth and settled you therein: then ask forgiveness of Him, and turn to Him (in repentance): for my Lord is (always) near, ready to answer." و به سوی قوم ثمود، برادرشان صالح را [فرستادیم] گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید؛ شما را جز او هیچ معبودی نیست، و او شما را از زمین به وجود آورد و از شما خواست که در آن آبادانی کنید؛ بنابراین از او آمرزش بخواهید، سپس به سوی او بازگردید؛ زیرا پروردگارم [به بندگانش] نزدیک و اجابت کنندهدعای آنان است.///و به سوی قوم ثمود، برادرشان صالح را [فرستادیم] گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید؛ شما را جز او هیچ معبودی نیست، و او شما را از زمین به وجود آورد و از شما خواست که در آن آبادانی کنید؛ بنابراین از او آمرزش بخواهید، سپس به سوی او بازگردید؛ زیرا پروردگارم [به بندگانش] نزدیک و اجابت کنندهدعای آنان است.///و بر قوم ثمود برادرشان صالح را فرستادیم. گفت: اى قوم من، خداى یکتا را بپرستید. شما را جز او خدایى نیست. اوست که شما را از زمین پدید آورده است و خواست که آبادانش دارید. پس آمرزش خواهید و به درگاهش توبه کنید. هر آینه پروردگار من نزدیک است و دعاها را اجابت مى‌کند.///و به سوى [قوم‌] ثمود، برادرشان صالح را [فرستادیم‌]. گفت: اى قوم من! خدا را بپرستید که براى شما هیچ معبودى جز او نیست. اوست که شما را از زمین پدید آورد و شما را به عمران آن وا داشت. پس از او آمرزش بخواهید، آن‌گاه به درگاه او توبه کنید که پروردگار من [///و به سوى [قوم‌] ثمود، برادرشان صالح را [فرستادیم‌]. گفت: «اى قوم من! خدا را بپرستید. براى شما هیچ معبودى جز او نیست. او شما را از زمین پدید آورد و در آن شما را استقرار داد. پس، از او آمرزش بخواهید، آنگاه به درگاه او توبه کنید، که پروردگارم نزدیک [و] اجابت‌کننده است.»///و به سوى قوم ثمود، برادرشان صالح [را فرستادیم]، او گفت: «اى قوم من! خداى یگانه را بپرستید که جز او معبود دیگرى براى شما نیست. اوست که شما را از زمین پدید آورد و از شما خواست تا در آن آبادانى کنید. پس، از او آمرزش بخواهید، سپس به سوى او بازگردید. همانا پروردگار من، نزدیک و اجابت‌کننده است.»///و باز ما به سوی قوم ثمود برادرشان صالح را به رسالت فرستادیم، صالح به قوم خود گفت: ای قوم، خدای یگانه را که شما را جز او خدایی نیست پرستش کنید، او خدایی است که شما را از زمین بیافرید و برای عمارت و آباد ساختن آن برگماشت، پس شما از خدای خود آمرزش طلبید و به درگاه او توبه کنید که البته خدای من (به همه) نزدیک است و شنونده و اجابت کننده است.///و به سوی قوم ثمود برادرشان صالح را [فرستادیم‌] گفت ای قوم من خداوند را که خدایی جز او ندارید بپرستید، او شما را از زمین پدید آورد و شما را به آبادگری در آن واداشت، پس از او آمرزش بخواهید و به درگاه او توبه کنید، که بی‌گمان پروردگار من نزدیک و اجابتگر است‌///و بسوی قوم «ثمود»، برادرشان «صالح» را (فرستادیم)؛ گفت: «ای قوم من! خدا را پرستش کنید، که معبودی جز او برای شما نیست! اوست که شما را از زمین آفرید، و آبادی آن را به شما واگذاشت! از او آمرزش بطلبید، سپس به سوی او بازگردید، که پروردگارم (به بندگان خود) نزدیک، و اجابت‌کننده (خواسته‌های آنها) است!»///و بسوی ثمود برادر ایشان صالح را گفت ای قوم من پرستش کنید خدا را نیست شما را خدائی جز او پدید آورده است شما را از زمین و استعمار کرده است شما را در آن پس استغفار کنید او را سپس بازگشت کنید بسوی او که پروردگار من نزدیک است و پذیرنده‌///و سوی ثمودیان، برادرشان صالح را (فرستادیم). گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستید. برای شما هیچ معبودی جز او نیست. او شما را از زمین نشأت داد و در آن شما را به آبادانی برگماشت. پس از او پوشش بخواهید، سپس به او باز گردید. پروردگارم همواره اجابت‌کننده‌ای نزدیک است.» quran_en_fa They said: "O Salih! thou hast been of us! a centre of our hopes hitherto! dost thou (now) forbid us the worship of what our fathers worshipped? But we are really in suspicious (disquieting) doubt as to that to which thou invitest us." گفتند: ای صالح! پیش از این در میان ما [به عنوان انسانی عاقل و خردمند] مورد امید بودی، آیا ما را از پرستیدن آنچه پدرانمان می‌پرستیدند، باز می‌داری؟ و ما بی تردید در [درستی و صحت] تعالیمی که به آن دعوتمان می‌کنی در شکی شدید و سخت هستیم [چنان شکی که در خردمندی تو نیز دچار تردیدیم.]///گفتند: ای صالح! پیش از این در میان ما [به عنوان انسانی عاقل و خردمند] مورد امید بودی، آیا ما را از پرستیدن آنچه پدرانمان می‌پرستیدند، باز می‌داری؟ و ما بی تردید در [درستی و صحت] تعالیمی که به آن دعوتمان می‌کنی در شکی شدید و سخت هستیم [چنان شکی که در خردمندی تو نیز دچار تردیدیم.]///گفتند: اى صالح، پیش از این به تو امید مى‌داشتیم. آیا ما را از پرستش آنچه پدرانمان مى‌پرستیدند بازمى‌دارى؟ ما از آنچه ما را بدان مى‌خوانى در شکیم.///گفتند: اى صالح! به راستى تو پیش از این میان ما مایه امید بودى، آیا ما را از پرستش آنچه پدرانمان مى‌پرستیدند باز مى‌دارى؟ و بى‌گمان ما از آنچه تو ما را بدان مى‌خوانى سخت دچار شکیم و [نسبت به آن‌] مرددیم///گفتند: «اى صالح، به راستى تو پیش از این، میان ما مایه امید بودى. آیا ما را از پرستش آنچه پدرانمان مى‌پرستیدند باز مى‌دارى؟ و بى‌گمان، ما از آنچه تو ما را بدان مى‌خوانى سخت دچار شکیم.»///[قوم ثمود] گفتند: «اى صالح! تو به راستى قبل از این، در میان ما مایه‌ى امید بودى. آیا تو ما را از پرستش آنچه پدرانمان مى‌پرستیدند، نهى مى‌کنى؟ ما نسبت به آنچه ما را به آن مى‌خوانى، در شکى هستیم که ما را به تو بدگمان کرده است.»///قوم گفتند: ای صالح، تو پیش از آنکه دعوی نبوت کنی در میان ما مورد امیدواری بودی، آیا می‌خواهی ما را از پرستش خدایانی که پدران ما می‌پرستیدند منع کنی؟ ما به دعوی نبوتت سخت بدگمان و بی‌عقیده هستیم.///گفتند ای صالح پیش از این در میان ما مایه امیدواری بودی، آیا ما را باز می‌داری که چیزی را که پدرانمان پرستیده‌اند بپرستیم؟ ما به چیزی که دعوتمان می‌کنی سخت شک داریم‌///گفتند: «ای صالح! تو پیش از این، مایه امید ما بودی! آیا ما را از پرستش آنچه پدرانمان می‌پرستیدند، نهی می‌کنی؟! در حالی که ما، در مورد آنچه به سوی آن دعوتمان می‌کنی، در شک و تردید هستیم!»///گفتند ای صالح همانا امیدواری ما بودی پیش از این آیا نهی کنی ما را از آنکه پرستیم آنچه را می‌پرستند پدران ما و مائیم در شکی از آنچه خوانیمان بدان به ریب‌افکننده‌///گفتند: «ای صالح! به‌راستی تو پیش از این، میان ما مورد امیدی بودی. آیا ما را از پرستش آنچه پدرانمان می‌پرستیدند باز می‌داری‌؟ و بی‌چون، ما از آنچه تو ما را بدان می‌خوانی سخت در (ژرفای) شکی مستندیم!» quran_en_fa He said: "O my people! do ye see? if I have a Clear (Sign) from my Lord and He hath sent Mercy unto me from Himself,- who then can help me against Allah if I were to disobey Him? What then would ye add to my (portion) but perdition? گفت: ای قوم من! مرا خبر دهید اگر من بر دلیلی روشن از سوی پروردگارم متکی باشم و از سوی خود رحمتی به من عطا کرده باشد، چنانچه [در ابلاغ پیامش] از او نافرمانی کنم، چه کسی مرا [از عذابش] نجات می‌دهد؟ پس شما [در صورتی که خواسته‌های بی جایتان را بپذیرم] چیزی جز خسارت بر من نمی‌افزایید.///گفت: ای قوم من! مرا خبر دهید اگر من بر دلیلی روشن از سوی پروردگارم متکی باشم و از سوی خود رحمتی به من عطا کرده باشد، چنانچه [در ابلاغ پیامش] از او نافرمانی کنم، چه کسی مرا [از عذابش] نجات می‌دهد؟ پس شما [در صورتی که خواسته‌های بی جایتان را بپذیرم] چیزی جز خسارت بر من نمی‌افزایید.///گفت: اى قوم من، چه گویید اگر از پروردگارم حجتى به همراه داشته باشم و او مرا رحمت خویش ارزانى کرده باشد، چه کسى مرا یارى مى‌کند اگر از فرمانش سرپیچى کنم؟ اگر از شما فرمان برم جز به زیان من نخواهید افزود.///گفت: اى قوم من! چه مى‌گویید اگر [در این فراخوان‌] بر حجتى روشن از پروردگار خود باشم و از جانب خود رحمتى به من داده باشد، چه کسى در برابر خدا مرا یارى مى‌کند اگر او را نافرمانى کنم؟ پس شما مرا جز خسارت نمى‌افزایید///گفت: «اى قوم من، چه بینید، اگر [در این دعوا] بر حجتى روشن از پروردگار خود باشم و از جانب خود رحمتى به من داده باشد، پس اگر او را نافرمانى کنم چه کسى در برابر خدا مرا یارى مى‌کند؟ در نتیجه، شما جز بر زیان من نمى‌افزایید.»///[صالح] گفت: «اى قوم من! آیا نظر شما این است که اگر من از طرف پروردگارم معجزه داشته باشم و از جانب او مشمول رحمت شده باشم، [لب فروبندم و تبلیغ نکنم؟] پس اگر من خدا را معصیت کنم، چه کسى مرا در برابر [قهر] او یارى خواهد کرد؟ پس شما جز خسارت و زیان، چیزى به من نمى‌افزایید.///صالح گفت: آیا رأی شما چیست اگر من بر دعوی خود معجز و دلیلی از طرف خدا در دست داشته باشم و او مرا از نزد خود رحمتی (مقام نبوت) داده باشد، اگر باز هم فرمان او نبرم در این صورت مرا در برابر (قهر) خدا که یاری تواند داد؟ که شما بر من جز ضرر و زیان چیزی نخواهید افزود.///گفت ای قوم من، بیندیشید اگر من از سوی پروردگارم حجت آشکاری داشته باشم و بر من از سوی خویش رحمتی بخشیده باشد، اگر از خداوند نافرمانی کنم، چه کسی می‌تواند در برابر خداوند به من یاری برساند؟ پس جز بر خسران من نمی‌افزایید///گفت: «ای قوم! اگر من دلیل آشکاری از پروردگارم داشته باشم، و رحمتی از جانب خود به من داده باشد (، می‌توانم از ابلاغ رسالت او سرپیچی کنم)؟! اگر من نافرمانی او کنم، چه کسی می‌تواند مرا در برابر وی یاری دهد؟! پس، (سخنان) شما، جز اطمینان به زیانکار بودنتان، چیزی بر من نمی‌افزاید!///گفت ای قوم من آیا دیده‌اید که اگر بر رهبرئی از پروردگار خود باشم و آمده باشد مرا از او رحمتی پس که مرا یاری دهد از خدا اگر نافرمانیش کنم پس نیفزائید مرا جز زیانکاری‌///گفت: «ای قوم من! آیا دیدید، اگر (در این دعوا) بر حجتی روشن از پروردگارم استوار بوده‌ام، و او از جانب خود رحمتی به من داده باشد، پس اگر او را نافرمانی کنم، چه کس از (عذاب) خدا مرا یاری می‌کند؟ در نتیجه شما مرا جز زیانباری نمی‌افزایید.» quran_en_fa "And O my people! This she-camel of Allah is a symbol to you: leave her to feed on Allah's (free) earth, and inflict no harm on her, or a swift penalty will seize you!" و ای قوم من! این ناقه خداست که برای شما [در اثبات صدق نبوت من] نشانه‌ای [عظیم] است، پس بگذاریدش در زمین خدا بچرد، و هیچ آسیب و گزندی به او نرسانید که عذابی زود هنگام شما را خواهد گرفت.///و ای قوم من! این ناقه خداست که برای شما [در اثبات صدق نبوت من] نشانه‌ای [عظیم] است، پس بگذاریدش در زمین خدا بچرد، و هیچ آسیب و گزندی به او نرسانید که عذابی زود هنگام شما را خواهد گرفت.///اى قوم من، این ماده‌شتر خداوند است و نشانه‌اى است براى شما. بگذاریدش تا در زمین خدا بچرد و به بدى میازاریدش که به زودى عذاب شما را فروگیرد.///و اى قوم من! این ماده شتر خداست که براى شما معجزه‌اى است. پس بگذاریدش در زمین خدا بچرد و آسیبش نرسانید که عذابى زودرس شما را فرا خواهد گرفت/// «و اى قوم من، این ماده‌شتر خداست که براى شما پدیده‌اى شگرف است. پس بگذارید او در زمین خدا بخورد و آسیبش مرسانید که شما را عذابى زودرس فرو مى‌گیرد. «///اى قوم من! این شتر ماده [که به اراده‌ى] خداوند [آفریده شده،] معجزه‌اى براى شماست، پس او را آزاد بگذارید تا در زمین خدا [چرا کند و] بخورد، و آزارى به آن نرسانید که به زودى عذاب شما را فرا خواهد گرفت.»///و ای قوم، این ناقه آیت خداست و معجز برای شماست، او را به حال خود آزاد گذارید تا در زمین خدا چرا کند و قصد آزار او مکنید و گر نه شما را به زودی عذابی در خواهد گرفت.///و ای قوم من، این شتر خداست که معجزه برای شماست، پس بگذارید در زمین خدا [آزادانه بچرد و] بخورد و به آن آسیبی نرسانید، که عذابی زودرس گریبانگیرتان خواهد شد///ای قوم من! این «ناقه» خداوند است، که برای شما نشانه‌ای است؛ بگذارید در زمین خدا به چرا مشغول شود؛ هیچ گونه آزاری به آن نرسانید، که بزودی عذاب خدا شما را خواهد گرفت!»///و ای قوم من این است اشتر خدا برای شما آیتی پس بگذاریدش بچرد در زمین خدا و گردش نگردید به بدی که برگیرد شما را عذابی نزدیک‌///«و ای قوم من! این ماده شتر خداست، حال آنکه برای شما نشانه‌ای (شگرف) است. پس واگذاریدش (تا) در زمین خدا (یش) بخورد و با او به بدی‌ای برخورد مکنید، که (در نتیجه‌) عذابی نزدیک گریبانگیرتان شود.» quran_en_fa But they did ham-string her. So he said: "Enjoy yourselves in your homes for three days: (Then will be your ruin): (Behold) there a promise not to be belied!" پس آن را [از روی طغیان و سرکشی] پی کردند. پس صالح گفت: سه روز [فرصت دارید که] در خانه هایتان از زندگی برخوردار باشید. این وعده‌ای بی دروغ است.///پس آن را [از روی طغیان و سرکشی] پی کردند. پس صالح گفت: سه روز [فرصت دارید که] در خانه هایتان از زندگی برخوردار باشید. این وعده‌ای بی دروغ است.///پس ماده‌شتر را پى کردند. گفت: سه روز در خانه‌هاى خود از زندگى برخوردار شوید و این وعده‌اى است عارى از دروغ.///اما آن شتر را پى کردند و [صالح‌] گفت: سه روز در خانه‌هایتان بهره برید [تا عذاب فرا رسد]. این وعده‌اى بى‌دروغ است///پس آن [ماده‌شتر] را پى کردند، و [صالح‌] گفت: «سه روز در خانه‌هایتان برخوردار شوید. این وعده‌اى بى‌دروغ است.»///پس شتر را پى کردند [و دست و پایش را بریدند]، پس [صالح] گفت: «سه روز در خانه‌هایتان بهره‌مند باشید [که بعد از آن عذاب فراخواهد رسید]، این وعده‌اى است راست و حقیقى.»///قوم ناقه را پی کردند، صالح هم گفت که تا سه روز دیگر در منازل خود از زندگی تمتع برید که (سپس همه هلاک خواهید شد و) این وعده البته دروغ نیست.///آنگاه آن را پی کردند [صالح‌] گفت سه روز در خانه‌هایتان [از زندگی‌] برخوردار باشید، که این وعده‌ای بی‌دروغ است‌///(اما) آنها آن (ناقه) را از پای در آوردند! و (صالح به آنها) گفت: «(مهلت شما تمام شد!) سه روز در خانه‌هایتان بهره‌مند گردید؛ (و بعد از آن، عذاب الهی فرا خواهد رسید؛) این وعده‌ای است که دروغ نخواهد بود!»///پس پی کردند آن را پس گفت کامیاب مانید در خانه خود سه روز این است وعده نادروغ‌///پس آن (ماده شتر) را پی کردند. آن‌گاه (صالح) گفت: «سه روز در خانه‌هایتان برخوردار شوید، این (هشدار عذاب)، وعده‌ای دروغین نیست.» quran_en_fa When Our Decree issued, We saved Salih and those who believed with him, by (special) Grace from Ourselves - and from the Ignominy of that day. For thy Lord - He is the Strong One, and able to enforce His Will. پس هنگامی که فرمان ما [بر عذاب آنان] فرا رسید، صالح و آنان را که همراه او ایمان آورده بودند با رحمتی از سوی خود نجات دادیم، و از خواری و رسوایی آن روز [رهایی بخشیدیم]. مسلما فقط پروردگارت نیرومند و توانای شکست ناپذیر است.///پس هنگامی که فرمان ما [بر عذاب آنان] فرا رسید، صالح و آنان را که همراه او ایمان آورده بودند با رحمتی از سوی خود نجات دادیم، و از خواری و رسوایی آن روز [رهایی بخشیدیم]. مسلما فقط پروردگارت نیرومند و توانای شکست ناپذیر است.///چون امر ما فرا رسید، صالح را با کسانى که به او ایمان آورده بودند به رحمت خویش از خوارى آن روز نجات بخشیدیم. زیرا پروردگار تو توانا و پیروزمند است.///پس همین که فرمان ما سر رسید، صالح و کسانى را که با او ایمان آورده بودند به رحمت خود از بلا و رسوایى آن روز نجات دادیم. به یقین پروردگار تو همو تواناى شکست‌ناپذیر است///پس چون فرمان ما در رسید، صالح و کسانى را که با او ایمان آورده بودند، به رحمت خود رهانیدیم و از رسوایى آن روز [نجات دادیم‌]. به یقین، پروردگار تو همان نیرومند شکست‌ناپذیر است.///چون فرمان ما آمد، صالح و کسانى را که به همراه او ایمان آورده بودند، به رحمت خود نجات دادیم و از خوارى آن روز [رهایى بخشیدیم. اى رسول ما!] همانا پروردگارت، همان تواناى شکست‌ناپذیر است.///چون وقت فرمان (قهر) ما فرا رسید تنها صالح و مؤمنان به او را به رحمت خاص خود از بلا و از خواری و رسوایی آن روز نجات دادیم، که خدای تو مقتدر و تواناست.///و چون فرمان ما در رسید صالح و کسانی را که همراه او ایمان آورده بودند، به رحمت خویش از خواری و زاری آن روز نجات دادیم، چرا که پروردگارت نیرومند پیروزمند است‌///و هنگامی که فرمان (مجازات) ما فرا رسید، صالح و کسانی را که با او ایمان آورده بودند، به رحمت خود (از آن عذاب) و از رسوایی آن روز، رهایی بخشیدیم؛ چرا که پروردگارت قوی و شکست ناپذیر است!///تا هنگامی که بیامد امر ما رهانیدیم صالح را و آنان که ایمان آوردند با او به رحمتی از ما و از خواری آن روز همانا پروردگار تو است نیرومند دادستان‌///پس چون فرمان ما در رسید، صالح و کسانی را که با او (به خدا) ایمان آورده بودند، به رحمتی (ویژه) از خود، رهانیدیم و (هم) از رسوایی آن روزگار (دشوار، نجاتشان دادیم). بی‌گمان پروردگار تو همان پرتوان با عزت است. quran_en_fa The (mighty) Blast overtook the wrong-doers, and they lay prostrate in their homes before the morning,- و کسانی را که ستم کردند، فریاد مرگبار فروگرفت، پس در خانه هایشان به رو درافتاده، جسمی بی جان شدند.///و کسانی را که ستم کردند، فریاد مرگبار فروگرفت، پس در خانه هایشان به رو درافتاده، جسمی بی جان شدند.///و ستمکاران را صیحه‌اى فروگرفت و در خانه‌هاى خود بر جاى مردند.///و آن صیحه مرگبار کسانى را که ستم کرده بودند فرا گرفت و در خانه‌هایشان بر جاى مردند///و کسانى را که ستم ورزیده بودند، آن بانگ [مرگبار] فرا گرفت، و در خانه‌هایشان از پا درآمدند.///و ستمگران را صیحه‌اى فراگرفت، پس در خانه‌هایشان به روى در افتادند [و مردند].///و آن گاه ستمکاران را (شب) صیحه عذاب آسمانی بگرفت و صبحگاه در دیارشان بی‌حس و حرکت و خاموش ابدی شدند.///و ستم‌پیشگان [مشرک‌] را بانگ مرگبار فرو گرفت، و در خانه و کاشانه‌شان از پا در آمدند///و کسانی را که ستم کرده بودند، صیحه (آسمانی) فروگرفت؛ و در خانه‌هایشان به روی افتادند و مردند …///و بگرفت آنان را که ستم کردند خروشی پس شدند در خانه‌های خود مردگان‌///و کسانی که ستم کردند، (آن) بانگ (مرگبار) فرو گرفت. پس در خانه‌هایشان زمین‌گیر شده (و) از پا در آمدند. quran_en_fa As if they had never dwelt and flourished there. Ah! Behold! for the Thamud rejected their Lord and Cherisher! Ah! Behold! removed (from sight) were the Thamud! گویی در آنجا اقامت نداشتند. آگاه باشید! قطعا قوم ثمود به پروردگارشان کافر شدند. هان! دوری [از رحمت خدا] بر قوم ثمود باد.///گویی در آنجا اقامت نداشتند. آگاه باشید! قطعا قوم ثمود به پروردگارشان کافر شدند. هان! دوری [از رحمت خدا] بر قوم ثمود باد.///چنان که گویى هرگز در آن دیار نبوده‌اند. آگاه باشید که قوم ثمود به پروردگارشان کافر شدند، هان بر قوم ثمود لعنت باد.///[چنان که‌] گویا اصلا در آن جا نبوده‌اند. آگاه باشید که ثمودیان به پروردگارشان کافر شدند. هان! طرد و هلاک باد ثمودیان را///گویا هرگز در آن [خانه‌ها] نبوده‌اند. آگاه باشید که ثمودیان به پروردگارشان کفر ورزیدند. هان، مرگ بر ثمود.///آن­چنان که گویى هرگز در آنجا ساکن نبوده‌اند. بدانید که ثمود به پروردگارشان کفر ورزیدند. بدانید که ثمود [از رحمت الهى] دور باد!///چنان هلاک شدند که گویی هرگز در آن دیار نبودند. آگاه باشید که قوم ثمود، به خدای خود کافر شدند، آگاه باشید که قوم ثمود دور از رحمت ابدی خدا گردیدند.///گویی که در آن نبوده‌اند، بدانید که قوم ثمود به پروردگارشان کفر ورزیدند، هان نفرین بر ثمود باد///آنچنان که گویی هرگز ساکن آن دیار نبودند! بدانید قوم ثمود، پروردگارشان را انکار کردند! دور باد قوم ثمود (از رحمت پروردگار)!///چنانکه گوئی سکونت نگزیده‌اند در آنها همانا ثمود کفر ورزیدند به پروردگار خویش همانا دور باد برای ثمود///گویا هرگز در آن خانه‌ها با اقامتی آرامش‌بخش سکونت نداشته‌اند. هان! که ثمودیان پروردگارشان را (از خود و دیگران) پنهان داشتند. هان! دورباشی سخت برای (سر و سامان) ثمودیان است. quran_en_fa There came Our messengers to Abraham with glad tidings. They said, "Peace!" He answered, "Peace!" and hastened to entertain them with a roasted calf. و به راستی فرستادگان ما ابراهیم را مژده آورده، سلام گفتند، او هم گفت: سلام [بر شما]. و درنگ نکرد تا گوساله‌ای بریان [برای آنان] آورد.///و به راستی فرستادگان ما ابراهیم را مژده آورده، سلام گفتند، او هم گفت: سلام [بر شما]. و درنگ نکرد تا گوساله‌ای بریان [برای آنان] آورد.///به تحقیق رسولان ما براى ابراهیم مژده آوردند. گفتند: سلام. گفت: سلام. و لحظه‌اى بعد گوساله‌اى بریان حاضر آورد.///و به راستى فرستادگان ما براى ابراهیم مژده آوردند. گفتند: سلام بر تو. [او نیز در جواب‌] گفت: سلام بر شما. و طولى نکشید که گوساله‌اى بریان پیش آورد///و به راستى، فرستادگان ما براى ابراهیم مژده آوردند، سلام گفتند، پاسخ داد: «سلام». و دیرى نپایید که گوساله‌اى بریان آورد.///و فرستادگان ما [که فرشتگانى به صورت انسان بودند]، ابراهیم را مژده آوردند و گفتند: «سلام!» [ابراهیم نیز] گفت: «سلام!» پس زمانى نگذشت که گوساله‌ى بریانى را نزد آنان آورد.///و محققا فرستادگان ما (فرشتگان آسمان) بر ابراهیم (خلیل) بشارت آورده و او را سلام گفته و او پاسخ سلام بداد، آن گاه ابراهیم بی‌درنگ از گوشت گوساله کبابی آورد.///و فرشتگان ما برای ابراهیم بشارت آوردند، گفتند سلام [بر تو] گفت سلام [بر شما] و چیزی نگذشت که [ابراهیم برای آنان‌] گوساله‌ای بریان شده آورد///فرستادگان ما [= فرشتگان‌] برای ابراهیم بشارت آوردند؛ گفتند: «سلام!» (او نیز) گفت: «سلام!» و طولی نکشید که گوساله بریانی (برای آنها) آورد.///و همانا آمدند فرستادگان ما ابراهیم را به مژده گفتند سلام گفت سلام پس درنگ ناکرده بیاورد گوساله بریان‌///و به‌راستی، فرستادگانمان بی‌گمان برای ابراهیم مژده آوردند (و) سلام گفتند. گفت: «سلام.» پس دیری نپایید که گوساله‌ی بریان شده‌ای را (پیش) آورد. quran_en_fa But when he saw their hands went not towards the (meal), he felt some mistrust of them, and conceived a fear of them. They said: "Fear not: We have been sent against the people of Lut." و چون دید دست هایشان به سوی غذا دراز نمی‌شود، آنان را ناشناس یافت و از آنان احساس ترس و دلهره کرد، گفتند: مترس که ما به سوی قوم لوط فرستاده شده‌ایم.///و چون دید دست هایشان به سوی غذا دراز نمی‌شود، آنان را ناشناس یافت و از آنان احساس ترس و دلهره کرد، گفتند: مترس که ما به سوی قوم لوط فرستاده شده‌ایم.///و چون دید که بدان دست نمى‌یازند، آنان را ناخوش داشت و در دل از آنها بیمناک شد. گفتند: مترس، ما بر قوم لوط فرستاده شده‌ایم.///و چون دید دستشان به غذا نمى‌رود آنها را غیر عادى یافت و از آنها احساس ترس کرد. گفتند: مترس که ما به سوى قوم لوط فرستاده شده‌ایم///و چون دید دستهایشان به غذا دراز نمى‌شود، آنان را ناشناس یافت و از ایشان ترسى بر دل گرفت. گفتند: «مترس، ما به سوى قوم لوط فرستاده شده‌ایم.»///پس چون دید که دست آنان به سمت غذا دراز نمى‌شود، نسبت به آنان ناخشنود شد و ترسى از آنان در دل او افتاد، اما میهمانان گفتند: «نترس! ما براى قوم لوط فرستاده شده‌ایم.»///و چون دید که آنان به طعام دست دراز نمی‌کنند آنان را بیگانه شمرد و در حال از آنها دلش متوحش و بیمناک گردید، آنان گفتند: مترس که ما فرستاده خدا به قوم لوط می‌باشیم.///و چون دید که دستانشان به سوی آن دراز نمی‌شود، به آنان احساس بیگانگی کرد، و از آنان ترسی در دل یافت، گفتند مترس ما به سوی قوم لوط فرستاده شده‌ایم‌///(اما) هنگامی که دید دست آنها به آن نمی‌رسد (و از آن نمی‌خورند، کار) آنها را زشت شمرد؛ و در دل احساس ترس نمود. به او گفتند: «نترس! ما به سوی قوم لوط فرستاده شده‌ایم!»///و هنگامی که دید دستهاشان نمی‌رسد بسوی آن ناشناسشان گرفت و برداشت از ایشان بیمی گفتند نترس که ما فرستاده شدیم بسوی قوم لوط///پس چون دست‌هایشان را دید (که‌) بدان نمی‌رسد، انکار (و انگار) ‌شان کرد و از ایشان ترسی (به دل) برگرفت. گفتند: «مترس، ما به‌راستی سوی قوم لوط فرستاده شده‌ایم.» quran_en_fa And his wife was standing (there), and she laughed: But we gave her glad tidings of Isaac, and after him, of Jacob. پس همسرش در حالی که ایستاده بود [از شنیدن گفتگوی فرشتگان با ابراهیم] خندید. پس او را به اسحاق و پس از اسحاق به یعقوب مژده دادیم.///پس همسرش در حالی که ایستاده بود [از شنیدن گفتگوی فرشتگان با ابراهیم] خندید. پس او را به اسحاق و پس از اسحاق به یعقوب مژده دادیم.///زنش که ایستاده بود، خندید. او را به اسحاق بشارت دادیم و پس از اسحاق به یعقوب.///و زن او ایستاده بود. [از خوشحالى‌] بخندید و ما وى را به اسحاق و از پى اسحاق به یعقوب مژده دادیم///و زن او ایستاده بود. خندید. پس وى را به اسحاق و از پى اسحاق به یعقوب مژده دادیم.///و همسر ابراهیم ایستاده بود، پس خندید، زیرا ما او را به [فرزندى به نام] اسحاق و پس از اسحاق، یعقوب بشارت دادیم.///و زن ابراهیم ایستاده بود که (از فرط شوق) متبسم (یا حائض) گردید، پس ما آن زن را به فرزندی به نام اسحاق و سپس (فرزندش) یعقوب بشارت دادیم.///و همسر او [ابراهیم‌] ایستاده بود و [از بشارت الهی‌] خندید، آنگاه او را به [بار گرفتن و زادن‌] اسحاق و پس از اسحاق به یعقوب، بشارت دادیم‌///و همسرش ایستاده بود، (از خوشحالی) خندید؛ پس او را بشارت به اسحاق، و بعد از او یعقوب دادیم.///و زنش ایستاده بود پس خندید پس مژده دادیمش به اسحق و از پس اسحق یعقوب‌///در حالی‌که زن او ایستاده بود، خندید. پس وی را به اسحاق و بعد از اسحاق به یعقوب مژده دادیم. quran_en_fa She said: "Alas for me! shall I bear a child, seeing I am an old woman, and my husband here is an old man? That would indeed be a wonderful thing!" [همسر ابراهیم] گفت: ای وای بر من! آیا فرزند آورم در حالی که من پیرزنم و این شوهر من است که در سن سالخوردگی است؟ یقینا این چیزی بسیار شگفت است!!///[همسر ابراهیم] گفت: ای وای بر من! آیا فرزند آورم در حالی که من پیرزنم و این شوهر من است که در سن سالخوردگی است؟ یقینا این چیزی بسیار شگفت است!!///زن گفت: واى بر من، آیا در این پیرزالى مى‌زایم و این شوهر من نیز پیر است؟ این چیز عجیبى است.///گفت: اى واى بر من! آیا من فرزند مى‌آورم در حالى که پیرزنم و این شوهرم پیرمرد است؟ واقعا این چیز بسیار عجیبى است/// [همسر ابراهیم‌] گفت: «اى واى بر من، آیا فرزند آورم با آنکه من پیرزنم، و این شوهرم پیرمرد است؟ واقعا این چیز بسیار عجیبى است.»///[ساره] گفت: «اى واى بر من! آیا داراى فرزند مى‌شوم، در حالى که من پیرزنم و این شوهرم پیرمرد؟! واقعا که این چیز عجیبى است!»///زن گفت: ای وای! آیا می‌شود من بزایم با آنکه پیری سالخورده‌ام و شوهرم نیز مردی پیر و فرتوت است؟ این چیزی بسیار شگفت‌انگیز است.///گفت وای بر من آیا در حالی که خودم پیرزنم و این شوهرم پیرمرد [فرتوت‌] است، فرزند می‌زایم؟ این چیزی شگفت‌آور است‌///گفت: «ای وای بر من! آیا من فرزند می‌آورم در حالی که پیرزنم، و این شوهرم پیرمردی است؟! این راستی چیز عجیبی است!»///گفت ای وای آیا بزایم و منم پیری ناتوان و این است شوهر من پیری فرتوت همانا این است چیزی شگفت‌///(همسر ابراهیم) گفت: «ای وای بر من! آیا فرزند آورم، با آنکه من پیرزنی بس عاجزم و این شوهرم در حالت پیری (و سالخوردگی) است‌؟ به‌راستی این چیزی بس شگفت‌انگیز است.» quran_en_fa They said: "Dost thou wonder at Allah's decree? The grace of Allah and His blessings on you, o ye people of the house! for He is indeed worthy of all praise, full of all glory!" گفتند: آیا از کار خدا شگفتی می‌کنی؟ [در حالی که] رحمت خدا و برکاتش بر شما خانواده است. یقینا او ستوده و بزرگوار است.///گفتند: آیا از کار خدا شگفتی می‌کنی؟ [در حالی که] رحمت خدا و برکاتش بر شما خانواده است. یقینا او ستوده و بزرگوار است.///گفتند: آیا از فرمان خدا تعجب مى‌کنى؟ رحمت و برکات خدا بر شما اهل این خانه ارزانى باد. او ستودنى و بزرگوار است.///گفتند: آیا از کار خدا تعجب مى‌کنى؟ رحمت خدا و برکات او بر شما خانواده است. همانا او ستوده‌ى بزرگوار است///گفتند: «آیا از کار خدا تعجب مى‌کنى؟ رحمت خدا و برکات او بر شما خاندان [رسالت‌] باد. بى‌گمان، او ستوده‌اى بزرگوار است.»///[فرشتگان] گفتند: «آیا از کار خدا تعجب مى‌کنى؟ رحمت و برکات الهى بر شما خاندان [رسالت] باد! همانا او [پروردگار] ستوده و بزرگوار است.»///فرشتگان با او گفتند: آیا از کار خدا عجب داری؟ (عجب مدار) که رحمت و برکات خدا مخصوص شما اهل بیت است، زیرا خدا بسیار ستوده صفات و بزرگوار است.///[فرشتگان‌] گفتند آیا از امر الهی تعجب می‌کنی؟ ای خاندان [رسالت‌] رحمت الهی و برکات او بر شما باد، او ستوده بزرگوار است‌///گفتند: «آیا از فرمان خدا تعجب میکنی؟! این رحمت خدا و برکاتش بر شما خانواده است؛ چرا که او ستوده و والا است!»///گفتند آیا شگفت مانی از کار خدا رحمت خدا و برکتهای او بر شما خاندان است همانا او است ستوده ارجمند///گفتند: «آیا از کار خدا تعجب می‌کنی‌؟ رحمت خدا و برکات او بر شما خاندان (رسالت) است. بی‌گمان او ستوده‌ای بزرگوار [: بزرگ‌منش و بزرگ‌بینش‌] است.» quran_en_fa When fear had passed from (the mind of) Abraham and the glad tidings had reached him, he began to plead with us for Lut's people. پس هنگامی که ترس و دلهره از ابراهیم برطرف شد و آن مژده به او رسید، با ما درباره قوم لوط [به قصد دفع عذاب از آنان] به گفتگو پرداخت.///پس هنگامی که ترس و دلهره از ابراهیم برطرف شد و آن مژده به او رسید، با ما درباره قوم لوط [به قصد دفع عذاب از آنان] به گفتگو پرداخت.///چون وحشت از ابراهیم برفت و او را نوید آمد، با ما در باره قوم لوط به مجادله برخاست.///پس وقتى ترس از ابراهیم برفت و بشارت به او رسید، در باره‌ى قوم لوط با ما [به قصد شفاعت‌] چون و چرا مى‌کرد///پس وقتى ترس ابراهیم زایل شد و مژده [فرزنددار شدن‌] به او رسید، در باره قوم لوط با ما [به قصد شفاعت‌] چون و چرا مى‌کرد.///پس چون ترس و وحشت از ابراهیم برطرف شد و بشارت [فرزند] براى او آمد، درباره قوم لوط با ما چون و چرا می‌کرد.///چون ابراهیم را وحشت از دل برفت و بشارت (فرزند) بیامد در آن حال برای خلاص قوم لوط با ما به گفتگو و التماس در آمد.///و چون ترس از ابراهیم دور شد، و بشارت به او رسید، درباره قوم لوط [به قصد شفاعت‌] با ما به چون و چرا پرداخت‌///هنگامی که ترس ابراهیم فرو نشست، و بشارت به او رسید، درباره قوم لوط با ما مجادله می‌کرد …///تا گاهی که برفت از ابراهیم ترس و بیامدش مژده می‌ستیزد با ما در باره قوم لوط///پس هنگامی که (هنگامه‌ی) ترس از ابراهیم برفت و مژده (ی فرزنددار شدن) برایش آمد، درباره‌ی قوم لوط با ما (به قصد شفاعت به امید بازگشتشان سوی خدا) در حال چون و چرا بود. quran_en_fa For Abraham was, without doubt, forbearing (of faults), compassionate, and given to look to Allah. به راستی که ابراهیم بسیار بردبار و دلسوز و روی آورنده [به سوی خدا] بود.///به راستی که ابراهیم بسیار بردبار و دلسوز و روی آورنده [به سوی خدا] بود.///ابراهیم بردبار است و رئوف است و فرمانبردار است.///همانا ابراهیم بردبار و بسیار نیایشگر و توبه کار بود///زیرا ابراهیم، بردبار و نرمدل و بازگشت‌کننده [به سوى خدا] بود.///به درستى که ابراهیم، بردبار و دلسوز و اهل توبه بود.///که همانا ابراهیم بسیار بردبار بود و بسیار دعا و تضرع داشت و بسیار مغفرت و آمرزش می‌طلبید.///بی‌گمان ابراهیم بردبار دردمند توبه کار بود///چرا که ابراهیم، بردبار و دلسوز و بازگشت‌کننده (بسوی خدا) بود!///همانا ابراهیم بردباری است نالانی است زاری‌کنان‌///همواره ابراهیم، بسی بردبار و آه کننده‌ای گریان و بازگشت‌کننده‌ای (سوی خدا) است. quran_en_fa O Abraham! Seek not this. The decree of thy Lord hath gone forth: for them there cometh a penalty that cannot be turned back! ای ابراهیم! از این [گفتگو] درگذر؛ زیرا فرمان پروردگارت [بر عذاب قوم لوط] فرا رسیده و یقینا آنان را عذابی بدون بازگشت خواهد آمد.///ای ابراهیم! از این [گفتگو] درگذر؛ زیرا فرمان پروردگارت [بر عذاب قوم لوط] فرا رسیده و یقینا آنان را عذابی بدون بازگشت خواهد آمد.///اى ابراهیم، از این سخن اعراض کن. فرمان پروردگارت فراز آمده است و بر آنها عذابى که هیچ برگشتى ندارد فرود خواهد آمد.///اى ابراهیم! از این [درخواست‌] صرف نظر کن که فرمان پروردگارت آمده و عذابى برگشت ناپذیر به سراغشان خواهد آمد///اى ابراهیم! از این [چون و چرا] روى برتاب، که فرمان پروردگارت آمده و براى آنان عذابى که بى‌بازگشت است خواهد آمد.///[فرشتگان گفتند:] اى ابراهیم! از این [تقاضا] صرف نظر کن، فرمان قهر پروردگارت صادر شده و عذاب غیر قابل برگشت به سراغ آنها خواهد آمد.»///(خطاب شد) ای ابراهیم از این خواهش درگذر که هنگام حکم (قهر) الهی بر این قوم فرا رسیده و بر آنها عذابی که حتمی است و بازگشت ندارد خواهد رسید.///[گفتیم‌] ای ابراهیم از این [درخواست‌] درگذر، چرا که فرمان پروردگارت در رسیده است و عذابی بی‌بازگشت بر آنان فرود خواهد آمد///ای ابراهیم! از این (درخواست) صرف‌نظر کن، که فرمان پروردگارت فرا رسیده؛ و بطور قطع عذاب (الهی) به سراغ آنها می‌آید؛ و برگشت ندارد!///ای ابراهیم درگذر از این همانا بیامد امر پروردگار تو و همانا آینده است ایشان را عذابی نابازگردانیده‌///(گفتیم:) «ای ابراهیم! از این (چون و چرا) روی برتاب. بی‌گمان فرمان پروردگارت به‌راستی آمده، و بی‌چون عذابی بازناگشتنی بر آنان آمدنی است.» quran_en_fa When Our messengers came to Lut, he was grieved on their account and felt himself powerless (to protect) them. He said: "This is a distressful day." و هنگامی که فرستادگان ما نزد لوط آمدند، به سبب آمدنشان تنگدل و اندوهگین شد؛ [زیرا خود را برای دفع خطر از مهمانانش در برابر قوم تبهکارش توانمند نیافت،] وگفت: این روز سخت و دشواری است.///و هنگامی که فرستادگان ما نزد لوط آمدند، به سبب آمدنشان تنگدل و اندوهگین شد؛ [زیرا خود را برای دفع خطر از مهمانانش در برابر قوم تبهکارش توانمند نیافت،] وگفت: این روز سخت و دشواری است.///چون رسولان ما نزد لوط آمدند، لوط اندوهگین و دلتنگ شد و گفت: امروز روز سختى است.///و چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند از [آمدن‌] آنان بدحال شد و در کارشان فرو ماند و گفت: امروز روز سختى است///و چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند، به [آمدن‌] آنان ناراحت، و دستش از حمایت ایشان کوتاه شد و گفت: «امروز، روزى سخت است.»///و هنگامى که فرستادگان ما، به سراغ لوط آمدند، از آمدن آنان غمگین شد و براى حفظ آنها [از آزار قوم شرور،] به تنگ آمد، [با خود] گفت: «امروز، روز سختى است!»///و چون فرستادگان ما (فرشتگان قهر) به لوط وارد شدند به آمدن آنان پریشان خاطر و دلتنگ شد و گفت: این روز بسیار سختی است.///و چون فرشتگان ما به نزد لوط آمدند از ایشان نگران شد و [از کمک به آنان‌] دستش کوتاه شد، و گفت امروز روزی سخت و سنگین است‌///و هنگامی که رسولان ما [= فرشتگان عذاب‌] به سراغ لوط آمدند، از آمدنشان ناراحت شد؛ و قلبش پریشان گشت؛ و گفت: «امروز روز سختی است!» (زیرا آنها را نشناخت؛ و ترسید قوم تبهکار مزاحم آنها شوند.)///و هنگامی که آمد فرستادگان ما لوط را به رنج شد از ایشان و تنگ آمدش بدیشان تاب و توان و گفت این است روزی سخت (خشم‌آگین)///و چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند، آمدنشان برای او بدآمد شد، و توانش از حمایت ایشان (در برابر لوطیان) به تنگ آمد و گفت: «امروز، روزی سخت (و) پرماجراست.» quran_en_fa And his people came rushing towards him, and they had been long in the habit of practising abominations. He said: "O my people! Here are my daughters: they are purer for you (if ye marry)! Now fear Allah, and cover me not with shame about my guests! Is there not among you a single right-minded man?" و قومش شتابان به سویش آمدند [تا به خیال خود به مهمانانش دست درازی کنند، آن قومی] که پیش از آن کارهای زشت و ناپسند مرتکب می‌شدند، گفت: ای قوم من! اینان دختران من هستند، اینان [از نظر ازدواج] برای شما پاکیزه ترند، از خدا پروا کنید و مرا در میان مهمانانم رسوا نکنید؛ آیا از میان شما مردی راه یافته نیست؟///و قومش شتابان به سویش آمدند [تا به خیال خود به مهمانانش دست درازی کنند، آن قومی] که پیش از آن کارهای زشت و ناپسند مرتکب می‌شدند، گفت: ای قوم من! اینان دختران من هستند، اینان [از نظر ازدواج] برای شما پاکیزه ترند، از خدا پروا کنید و مرا در میان مهمانانم رسوا نکنید؛ آیا از میان شما مردی راه یافته نیست؟///و قومش شتابان نزد او آمدند و آنان پیش از این مرتکب کارهاى زشت مى‌شدند. لوط گفت: اى قوم من، اینها دختران من هستند. براى شما پاکیزه‌ترند. از خدا بترسید و مرا در برابر مهمانانم خجل مکنید. آیامرد خردمندى در میان شما نیست؟///و قوم او شتابان [به قصد مزاحمت مهمانان‌] به سوى او هجوم آوردند، در حالى که پیش از آن [هم‌] مرتکب زشتى‌ها مى‌شدند. [لوط] گفت: اى قوم من! اینان دختران منند آنان براى شما پاکیزه‌ترند [با آنها ازدواج کنید]، پس از خدا بترسید و مرا در کار مهمانانم رسوا مکن///و قوم او شتابان به سویش آمدند، و پیش از آن کارهاى زشت مى‌کردند. [لوط] گفت: «اى قوم من، اینان دختران منند. آنان براى شما پاکیزه‌ترند. پس از خدا بترسید و مرا در کار مهمانانم رسوا مکنید. آیا در میان شما آدمى عقل‌رس پیدا نمى‌شود؟»///و قوم لوط که سابقه‌ى کارهاى بد داشتند، شتابان به سراغ او آمدند. [لوط، به آنان] گفت: «اى قوم! اینها دختران منند، آنها براى شما پاک‌ترند، پس از خدا پروا کنید و مرا در پیش میهمانانم رسوا مسازید. آیا در [میان] شما یک جوانمرد رشید نیست؟»///و (چون فرشتگان به صورت جوانان زیبا به خانه لوط درآمدند) قوم لوط به قصد عمل زشتی که در آن سابقه داشتند به سرعت به درگاه او وارد شدند، لوط به آنها گفت: این دختران من (جنس زنان امتم که به منزله دختران منند) برای شما پاکیزه و نیکوترند، از خدا بترسید و مرا نزد مهمانانم خوار و سرشکسته مکنید، آیا در میان شما یک مرد رشید نیست؟///و قومش شتابان به سوی او هجوم آوردند و هم آنان بودند که مرتکب کارهای ناشایست می‌شدند [لوط] گفت ای قوم من اینان دختران من هستند، آنان برای شما پاکیزه‌تر و رواترند، پس از خدا پروا کنید و مرا در کار و بار مهمانانم خوار و رسوا مسازید، آیا در میان شما مردی فهیم نیست؟///قوم او (بقصد مزاحمت میهمانان) بسرعت به سراغ او آمدند -و قبلا کارهای بد انجام می‌دادند- گفت: «ای قوم من! اینها دختران منند؛ برای شما پاکیزه‌ترند! (با آنها ازدواج کنید؛ و از زشتکاری چشم بپوشید!) از خدا بترسید؛ و مرا در مورد میهمانانم رسوا نسازید! آیا در میان شما یک مرد فهمیده و آگاه وجود ندارد؟!»///و بیامدندش قومش می‌شتافتند بسوی او و از پیش بودند می‌کردند بدیها را گفت ای قوم اینک دخترانم پاکیزه‌ترند برای شما پس بترسید خدا را و خوارم نسازید در میهمانانم آیا نیست در شما مردی خردمند///و قوم او ناگزیر شتابان و ترسان سویش روانه شدند و پیش از آن همه‌گونه کارهای زشت را مرتکب می‌شده‌اند. (لوط) گفت: «ای قوم من! اینان دختران من‌اند. ایشان برایتان پاکیزه‌ترند. پس از خدا پروا کنید و مرا نزد میهمانانم خوار و بی‌مقدار مکنید. آیا از (میان) شما رادمردی رشید نیست‌؟» quran_en_fa They said: "Well dost thou know we have no need of thy daughters: indeed thou knowest quite well what we want!" گفتند: مسلما دانسته‌ای که ما را به دخترانت هیچ حاجت و نیازی نیست و خوب می‌دانی که ما چه می‌خواهیم!!///گفتند: مسلما دانسته‌ای که ما را به دخترانت هیچ حاجت و نیازی نیست و خوب می‌دانی که ما چه می‌خواهیم!!///گفتند: تو خود مى‌دانى که ما را به دختران تو نیازى نیست و نیز مى‌دانى که چه مى‌خواهیم.///گفتند: تو خوب مى‌دانى که ما را به دختران تو حاجتى نیست و تو خوب مى‌دانى که ما چه مى‌خواهیم///گفتند: «تو خوب مى‌دانى که ما را به دخترانت حاجتى نیست و تو خوب مى‌دانى که ما چه مى‌خواهیم.»///[قوم لوط] گفتند: «تو خود مى‌دانى که براى ما هیچ حقى نسبت به دختران تو نیست [و ما رغبتى به ازدواج نداریم]، خودت خوب مى‌دانى که ما چه مى‌خواهیم.»///قوم لوط گفتند: تو خود می‌دانی که ما را رغبت و میلی به آن دختران نیست و تو به خوبی می‌دانی که مطلب ما چیست.///گفتند خوب می‌دانی که ما با دخترانت کاری نداریم و تو خوب می‌دانی که ما چه می‌خواهیم‌///گفتند: «تو که می‌دانی ما تمایلی به دختران تو نداریم؛ و خوب می‌دانی ما چه می‌خواهیم!»///گفتند تو دانی نیست ما را در دختران تو کامی و هر آینه می‌دانی ما چه خواهیم‌///گفتند: «تو بی‌چون همی دانسته‌ای که ما را در دخترانت هیچ حقی نیست، و بی‌گمان هم‌چنان می‌دانی که ما چه می‌خواهیم.» quran_en_fa He said: "Would that I had power to suppress you or that I could betake myself to some powerful support." گفت: ای کاش برای مبارزه با شما قدرت و نیرویی داشتم یا به پناهگاهی استوار مأوی می‌گرفتم.///گفت: ای کاش برای مبارزه با شما قدرت و نیرویی داشتم یا به پناهگاهی استوار مأوی می‌گرفتم.///لوط گفت: کاش در برابر شما قدرتى مى‌داشتم، یا مى‌توانستم به تکیه‌گاهى استوار پناه ببرم.///[لوط] گفت: اى کاش در برابر شما قدرتى مى‌داشتم یا به تکیه‌گاهى قوى پناه مى‌بردم/// [لوط] گفت: «کاش براى مقابله با شما قدرتى داشتم یا به تکیه‌گاهى استوار پناه مى‌جستم.»///[لوط] گفت: «اى کاش در برابر شما قدرتى داشتم و یا به تکیه‌گاه محکمى پناه مى‌بردم!»///لوط گفت: ای کاش مرا بر منع شما اقتداری بود یا (حالی که بر منعتان قدرت ندارم از شر شما) به رکن محکمی پناه می‌بردم.///[لوط] گفت کاش نیروی مقابله با شما را داشتم، یا از دست شما به پناهگاهی امن پناه می‌بردم‌///گفت: «(افسوس!) ای کاش در برابر شما قدرتی داشتم؛ یا تکیه‌گاه و پشتیبان محکمی در اختیار من بود! (آنگاه می‌دانستم با شما زشت‌سیرتان ددمنش چه کنم!)»///گفت کاش مرا بر شما نیروئی می‌بود یا پناه می‌بردم به پایگاهی سخت‌///(لوط) گفت: «کاش برای مقابله‌ی با شما قدرتی می‌داشتم، یا به تکیه‌گاهی استوار [: خدا] پناه می‌بردم.» quran_en_fa (The Messengers) said: "O Lut! We are Messengers from thy Lord! By no means shall they reach thee! now travel with thy family while yet a part of the night remains, and let not any of you look back: but thy wife (will remain behind): To her will happen what happens to the people. Morning is their time appointed: Is not the morning nigh?" [میهمانان] گفتند: ای لوط! ما فرستادگان پروردگار توایم، آنان هرگز به تو دسترسی پیدا نمی‌کنند، پس خانواده‌ات را در پاره‌ای از [همین] شب حرکت ده و نباید هیچ یک از شما به سوی شهر بازگردد، اما همسرت را با خود مبر زیرا عذابی که به تبهکاران می‌رسد به او هم خواهد رسید. یقینا وعده گاهشان [برای دچار شدن به عذاب] صبح [فردا] است، آیا صبح نزدیک نیست؟///[میهمانان] گفتند: ای لوط! ما فرستادگان پروردگار توایم، آنان هرگز به تو دسترسی پیدا نمی‌کنند، پس خانواده‌ات را در پاره‌ای از [همین] شب حرکت ده و نباید هیچ یک از شما به سوی شهر بازگردد، اما همسرت را با خود مبر زیرا عذابی که به تبهکاران می‌رسد به او هم خواهد رسید. یقینا وعده گاهشان [برای دچار شدن به عذاب] صبح [فردا] است، آیا صبح نزدیک نیست؟///گفتند: اى لوط، ما رسولان پروردگار تو هستیم. اینان، هرگز به تو دست نخواهند یافت. چون پاسى از شب بگذرد، خاندان خویش را بیرون ببر. و هیچ یک از شما روى برنگرداند جز زنت که به او نیز آنچه به آنها رسد خواهد رسید. وعده آنها صبحگاه است. آیا صبح نزدیک نیست؟///گفتند: اى لوط! ما فرستادگان پروردگار توییم. آنها هرگز به تو دست نخواهند یافت. پس پاسى از شب گذشته خانواده‌ات را حرکت ده و کسى از شما پشت سرش را نگاه نکند مگر زنت را که هر چه به آنها برسد به او نیز خواهد رسید. همانا موعد آنها صبح است. آیا صبح نزدیک نی///گفتند: «اى لوط، ما فرستادگان پروردگار توییم. آنان هرگز به تو دست نخواهند یافت. پس، پاسى از شب گذشته خانواده‌ات را حرکت ده -و هیچ کس از شما نباید واپس بنگرد- مگر زنت، که آنچه به ایشان رسد به او [نیز] خواهد رسید. بى‌گمان، وعده‌گاه آنان صبح است. مگر صبح نزدیک نیست؟»///[میهمانان] گفتند: «اى لوط! ما فرستادگان پروردگار تو هستیم، آنان هرگز به تو دسترسى پیدا نخواهند کرد. پس، پاسى از شب گذشته، خانواده‌ات را [از این سرزمین] بیرون ببر و هیچ کس از شما [به پشت سرش] متوجه نشود؛ ولى همسرت [را با خود همراه مبر، زیرا] آن بلایى که به همه مى‌رسد، به او [نیز] خواهد رسید. وقت [نابودى] آنان صبح است. آیا صبح نزدیک نیست؟!»///فرشتگان به لوط گفتند: ما رسولان پروردگار توایم و هرگز دست آزار قوم به تو نرسد، تو اهل بیت خود را در پاسی از شب از این دیار بیرون بر و از شما هیچ کس نباید وابماند جز آن زن (کافر) تو که آن هم با قوم تو باید هلاک شود. همانا وعده عذاب صبحگاه است، آیا صبح نزدیک نیست؟!///[فرشتگان‌] گفتند ای لوط ما فرستادگان پروردگارت هستیم [بدان که‌] آنان هرگز به تو نخواهند رسید، پس پاسی از شب گذشته خانواده‌ات را همراه ببر و هیچ‌یک از شما باز پس ننگرد، مگر زنت که به او همان بلایی که به آنان می‌رسد، خواهد رسید، بدان که وعده‌گاه آنان صبح است، آیا صبح نزدیک نیست؟///(فرشتگان عذاب) گفتند: «ای لوط! ما فرستادگان پروردگار توایم! آنها هرگز دسترسی به تو پیدا نخواهند کرد! در دل شب، خانواده‌ات را (از این شهر) حرکت ده! و هیچ یک از شما پشت سرش را نگاه نکند؛ مگر همسرت، که او هم به همان بلایی که آنها گرفتار می‌شوند، گرفتار خواهد شد! موعد آنها صبح است؛ آیا صبح نزدیک نیست؟!»///گفتند ای لوط مائیم فرستادگان پروردگار تو هرگز نرسند به تو پس کوچ کن با خاندان خود در پاره‌ای از شب و روی برنگرداند از شما هیچکس جز زن تو که وی را رسنده است آنچه ایشان را رسد همانا وعده‌گاه آنان بامداد است آیا نیست بامداد نزدیک‌///(فرشتگان) گفتند: «ای لوط! ما فرستادگان پروردگار توایم. (اینان) هرگز به تو دست نخواهند یافت. پس در پاسی از شب خانواده‌ات را حرکت ده -و هیچ کس از شما مبادا (که) واپس بنگرد - مگر زنت، که آنچه بدیشان رسید به او (نیز) رسنده است. بی‌گمان، وعده‌گاه‌شان صبح است. آیا صبح نزدیک نیست‌؟» quran_en_fa When Our Decree issued, We turned (the cities) upside down, and rained down on them brimstones hard as baked clay, spread, layer on layer,- پس هنگامی که عذاب ما فرا رسید، بالاترین آن [سرزمین آلوده] را فروترینش نمودیم و بر آن سنگ هایی از نوع سنگ گل لایه لایه فرو ریختیم.///پس هنگامی که عذاب ما فرا رسید، بالاترین آن [سرزمین آلوده] را فروترینش نمودیم و بر آن سنگ هایی از نوع سنگ گل لایه لایه فرو ریختیم.///چون فرمان ما فرازآمد، آنجا را زیروزبر کردیم و بر آن شهر بارانى از سنگهایى از سجیل، پى‌درپى، فرو باریدیم،///پس چون فرمان ما آمد، آن [شهر] را زیر و رو کردیم و بر آن سنگ‌هایى از سجیل پى‌درپى باراندیم///پس چون فرمان ما آمد، آن [شهر] را زیر و زبر کردیم و سنگ‌پاره‌هایى از [نوع‌] سنگ گلهاى لایه لایه، بر آن فرو ریختیم.///پس هنگامى که فرمان [قهر] ما آمد، آن سرزمین را زیر و رو کردیم و بارانى از سنگ‌، از گل‌هاى لایه لایه بر آنها فروریختیم.///چون فرمان (قهر) ما در رسید دیار آن قوم نابکار را ویران و زیر و زبر ساختیم و بر سر آنها مرتب سنگ گل (هلاکت کننده) فرو ریختیم.///چون فرمان ما در رسید آن را زیر و زبر کردیم و بر آن سنگپاره‌هایی از سنگ-گل پیاپی فرو باریدیم‌///و هنگامی که فرمان ما فرا رسید، آن (شهر و دیار) را زیر و رو کردیم؛ و بارانی از سنگ [= گلهای متحجر] متراکم بر روی هم، بر آنها نازل نمودیم …///تا گاهی که بیامد امر ما گردانیدیم روی آن را زیر آن و باریدیم بر آن سنگهائی از سجیل (سنگ گل) به رشته‌کشیده‌///پس چون فرمان ما در رسید، بلندایش را (به) زیرینش نهادیم و باران سنگ‌پاره‌هایی از (نوع) سنگ گلی لایه لایه و منظم بر آن باریدیم. quran_en_fa Marked as from thy Lord: Nor are they ever far from those who do wrong! [سنگ هایی] که نزد پروردگارت نشانه دار بود و آن سنگ‌ها از ستمکاران دور نیست.///[سنگ هایی] که نزد پروردگارت نشانه دار بود و آن سنگ‌ها از ستمکاران دور نیست.///که بر آنها نشان پروردگارت بود و چنین عذابى از ستمکاران دور نیست.///[سنگ‌هایى‌] که نزد پروردگارت نشاندار بود و آن از [سایر] ستمگران به دور نیست/// [سنگهایى‌] که نزد پروردگارت نشان‌زده بود. و [خرابه‌هاى‌] آن از ستمگران چندان دور نیست.///[سنگ‌هایى که] نزد پروردگارت نشان‌دار بودند، و این [کیفر] از [سایر] ستمگران [و فاسدانى که در خط قوم لوط باشند،] دور نیست.///که آن سنگها از امر خدا نشاندار و معین بود و البته چنین هلاکتی از ظالمان عالم دور نخواهد بود.///که [هر یک‌] نزد پروردگارت نشان کرده بود و آن از ستمکاران [مشرک‌] دور نیست‌///(سنگهایی که) نزد پروردگارت نشاندار بود؛ و آن، (از سایر) ستمگران دور نیست!///نشاندارانی نزد پروردگار تو و نیست آن از ستمگران دور///(حال آنکه آن سنگ‌ها) نزد پروردگارت نشان زده بودند، و آن از ستمگران دور نیست. quran_en_fa To the Madyan People (We sent) Shu'aib, one of their own brethren: he said: "O my people! worship Allah: Ye have no other god but Him. And give not short measure or weight: I see you in prosperity, but I fear for you the penalty of a day that will compass (you) all round. و به سوی [مردم] مدین، برادرشان شعیب را [فرستادیم.] گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید، شما را جز او هیچ معبودی نیست؛ و از پیمانه و ترازو مکاهید، همانا من شما را در توانگری و نعمت [ی که بی نیاز کننده از کم فروشی است] می‌بینم و بر شما از عذاب روزی فراگیر بیمناکم.///و به سوی [مردم] مدین، برادرشان شعیب را [فرستادیم.] گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید، شما را جز او هیچ معبودی نیست؛ و از پیمانه و ترازو مکاهید، همانا من شما را در توانگری و نعمت [ی که بی نیاز کننده از کم فروشی است] می‌بینم و بر شما از عذاب روزی فراگیر بیمناکم.///و بر مدین برادرشان شعیب را فرستادیم. گفت: اى قوم من، خداى یکتا را بپرستید؛ شما را هیچ خدایى جز او نیست. و در پیمانه و ترازو نقصان مکنید. اینک شما را در نعمت مى‌بینم. و از روزى که عذابش شما را فروگیرد بیمناکم.///و به سوى [اهل‌] مدین برادرشان شعیب را [فرستادیم‌]. گفت: اى قوم من! خداوند را بپرستید که براى شما جز او معبودى نیست، و پیمانه و ترازو را مکاهید، به راستى شما را در نعمت و خوشى مى‌بینم، ولى از عذاب روزى فراگیر بر شما بیمناکم///و به سوى [اهل‌] مدین، برادرشان شعیب را [فرستادیم‌]. گفت: «اى قوم من، خدا را بپرستید. براى شما جز او معبودى نیست. و پیمانه و ترازو را کم مکنید. به راستى شما را در نعمت مى‌بینم. و [لى‌] از عذاب روزى فراگیر بر شما بیمناکم.»///و به سوى مدین، برادرشان شعیب [را فرستادیم، او] گفت: «اى قوم من! خدا را بپرستید [که] جز او خداى دیگرى براى شما نیست. و پیمانه و ترازو را [در هنگام خرید و فروش] کم نگذارید، من شما را به خیر [و صلاح] مى‌بینم و به راستى که من از عذاب روزى فراگیر بر شما مى‌ترسم.///و ما به سوی اهل مدین برادرشان شعیب را (به رسالت فرستادیم)، وی گفت: ای قوم، خدای یکتا را که شما را جز او خدایی نیست پرستش کنید و در کیل و وزن کم‌فروشی مکنید، من خیر شما را در آن می‌بینم (که با همه عدل و انصاف کنید) و (اگر ظلم کنید) من می‌ترسم از روزی که عذابی سخت شما را فراگیرد.///و به سوی قوم مدین، برادرشان شعیب را [فرستادیم‌]، گفت ای قوم من، خداوند را که جز او خدایی ندارید، بپرستید، و در پیمانه و ترازو کم مگذارید، چرا که من شما را در رفاه و ثروت می‌بینم، و بر شما از عذاب روزی فراگیر می‌ترسم‌///و بسوی «مدین» برادرشان شعیب را (فرستادیم)؛ گفت: «ای قوم من! خدا را پرستش کنید، که جز او، معبود دیگری برای شما نیست! پیمانه و وزن را کم نکنید (و دست به کم‌فروشی نزنید)! من (هم اکنون) شما را در نعمت می‌بینم؛ (ولی) از عذاب روز فراگیر، بر شما بیمناکم!///و بسوی مدین برادر ایشان شعیب را گفت ای قوم من پرستش کنید خدا را نیست شما را خداوندی جز او و کم ندهید پیمانه و ترازو را همانا بینم شما را در خوشی و ترسم بر شما از عذاب روزی فراگیرنده‌///و به سوی (اهل) مدین، برادرشان - شعیب - را فرستادیم. گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستید (که‌) برای شما جز او معبودی نیست و پیمانه و ترازو (ی حال و مالتان) را کم مکنید. به‌راستی شما را در خیری می‌بینم و همواره از عذاب روزی فراگیر بر شما بیمناکم.» quran_en_fa "And O my people! give just measure and weight, nor withhold from the people the things that are their due: commit not evil in the land with intent to do mischief. و ای قوم من، پیمانه و ترازو را عادلانه [و منصفانه] کامل و تمام بدهید، و اجناس مردم را [هنگام خریدن] کم شمارتر و کم ارزش‌تر [از آنچه که هست] به حساب نیاورید و در زمین تبهکارانه فتنه و آشوب برپا نکنید.///و ای قوم من، پیمانه و ترازو را عادلانه [و منصفانه] کامل و تمام بدهید، و اجناس مردم را [هنگام خریدن] کم شمارتر و کم ارزش‌تر [از آنچه که هست] به حساب نیاورید و در زمین تبهکارانه فتنه و آشوب برپا نکنید.///اى قوم من، پیمانه و ترازو را از روى عدل، کامل ادا کنید و به مردم چیزهایشان را کم مدهید و چون تبه‌کاران در زمین فساد مکنید.///و اى قوم من! پیمانه و ترازو را به انصاف تمام دهید و از اجناس مردم نکاهید و در زمین سر به فساد بر مدارید/// «و اى قوم من، پیمانه و ترازو را به داد، تمام دهید، و حقوق مردم را کم مدهید، و در زمین به فساد سر برمدارید.»///و اى قوم من! پیمانه و ترازو را با انصاف و عدل پر کنید و [از] اشیا [و اجناس و حقوق] مردم [چیزى] را نکاهید و مفسدانه، در زمین تباهى مکنید.///ای قوم، در سنجش وزن و کیل اجناس عدالت کنید و آن را تمام دهید و به مردم کم نفروشید و در زمین به فساد برنخیزید.///ای قوم من پیمانه و ترازو را دادگرانه تمام و کمال دهید و به مردم اجناسشان را کم مدهید و در این سرزمین فتنه و فساد برپا نکنید///و ای قوم من! پیمانه و وزن را با عدالت، تمام دهید! و بر اشیاء (و اجناس) مردم، عیب نگذارید؛ و از حق آنان نکاهید! و در زمین به فساد نکوشید!///و ای قوم تمام دهید پیمانه و ترازو را به داد و کم ندهید به مردم چیزهای ایشان را و نکوشید (نتازید) در زمین تباهکاران‌///«و ای قوم من! پیمانه و ترازو را به‌گونه‌ی وافی و همسان بدهید، و به (حقوق) مردمان (در جان و مالشان) زیان نرسانید، و تبهکارانه در زمین سرکشی نکنید.» quran_en_fa "That which is left you by Allah is best for you, if ye (but) believed! but I am not set over you to keep watch!" آنچه خدا [در کسب و کارتان از سود و بهره پس از پرداخت حق مردم] باقی می‌گذارد، برای شما بهتر است اگر مؤمن باشید، و من بر شما نگهبان نیستم.///آنچه خدا [در کسب و کارتان از سود و بهره پس از پرداخت حق مردم] باقی می‌گذارد، برای شما بهتر است اگر مؤمن باشید، و من بر شما نگهبان نیستم.///اگر ایمان آورده‌اید، آنچه خدا باقى مى‌گذارد برایتان بهتر است. و من نگهبان شما نیستم.///اگر مؤمن باشید آنچه خدا [از کسب حلال‌] براى شما باقى گذارده بهتر است و من بر شما نگاهبان نیستم/// «اگر مؤمن باشید، باقیمانده [حلال‌] خدا براى شما بهتر است، و من بر شما نگاهبان نیستم.»///ذخیره‌ی الهى براى شما بهتر است، اگر ایمان داشته باشید. و من نگهبان شما نیستم.»///(و بدانید که) آنچه خدا بر شما باقی گذارد برای شما بهتر است (از آن زیادتی که به خیانت و کم و گران فروشی به دست می‌آورید) اگر واقعا به خدا ایمان دارید. و من نگهبان شما (از عذاب خدا) نیستم.///اگر مؤمن باشید، باز نهاده الهی برای شما بهتر است، و من نگهبان شما نیستم‌///آنچه خداوند برای شما باقی گذارده (از سرمایه‌های حلال)، برایتان بهتر است اگر ایمان داشته باشید! و من، پاسدار شما (و مأمور بر اجبارتان به ایمان) نیستم!///بازمانده خدا بهتر است برای شما اگر هستید مؤمنان و نیستم من بر شما نگهبان‌///«اگر مؤمن بوده‌اید، باقیمانده‌ی (حجت) خدا برای شما بهتر است و من بر شما نگاهبان نیستم.» quran_en_fa They said: "O Shu'aib! Does thy (religion of) prayer command thee that we leave off the worship which our fathers practised, or that we leave off doing what we like with our property? truly, thou art the one that forbeareth with faults and is right-minded!" گفتند: ای شعیب! آیا نمازت به تو فرمان می‌دهد که آنچه را پدرانمان می‌پرستیدند رها کنیم؟ یا از اینکه در اموالمان به هر کیفیتی که می‌خواهیم تصرف کنیم دست برداریم؟ به راستی که تو [انسانی] بردبار و راه یافته‌ای [پس چرا می‌خواهی در برابر آزادی ما نسبت به بت پرستی وهزینه کردن اموالمان به هر کیفیتی که بخواهیم بایستی؟!]///گفتند: ای شعیب! آیا نمازت به تو فرمان می‌دهد که آنچه را پدرانمان می‌پرستیدند رها کنیم؟ یا از اینکه در اموالمان به هر کیفیتی که می‌خواهیم تصرف کنیم دست برداریم؟ به راستی که تو [انسانی] بردبار و راه یافته‌ای [پس چرا می‌خواهی در برابر آزادی ما نسبت به بت پرستی وهزینه کردن اموالمان به هر کیفیتی که بخواهیم بایستی؟!]///گفتند: اى شعیب، آیا نمازت به تو فرمان مى‌دهد که ما آنچه را پدرانمان مى‌پرستیدند ترک گوییم، یا در اموال خود آنچنان که خود مى‌خواهیم تصرف نکنیم؟ به راستى تو مردى بردبار و خردمند هستى.///گفتند: اى شعیب! آیا نمازت تو را بر آن مى‌دارد که آنچه را پدرانمان مى‌پرستیدند رها کنیم یا در اموال خود هر طور که بخواهیم عمل نکنیم؟ همانا تو مردى بردبار و فرزانه‌اى [پس چرا ما را محدود مى‌کنى‌]///گفتند: «اى شعیب، آیا نماز تو به تو دستور مى‌دهد که آنچه را پدران ما مى‌پرستیده‌اند رها کنیم، یا در اموال خود به میل خود تصرف نکنیم؟ راستى که تو بردبار فرزانه‌اى.»///[اما مردم مدین در جواب] گفتند: «اى شعیب! آیا نمازت به تو فرمان می‌دهد که [به ما بگویى] آنچه را که پدرانمان مى‌پرستیدند، رها کنیم؟ یا این که [نتوانیم] آن­گونه که خود مى‌خواهیم، در اموالمان تصرف کنیم؟! تو که مرد بردبار و فهمیده‌اى هستى!»///قوم گفتند: ای شعیب، آیا این نماز تو، تو را مأمور می‌کند که ما دست از پرستش خدایان پدرانمان و از تصرف در اموال به دلخواه خودمان برداریم؟ (آفرین) تو بسیار مرد بردبار خردمندی هستی!///گفتند ای شعیب آیا نمازت تو را بر آن می‌دارد که [ما را تکلیف کنی که‌] دست از آنچه پدرانمان می‌پرستند برداریم یا در اموالمان هر کار که خواهیم نکنیم، تو بی‌هیچ شک و شبهه بردبار و فهیمی‌///گفتند: «ای شعیب! آیا نمازت به تو دستور می‌دهد که آنچه را پدرانمان می‌پرستیدند، ترک کنیم؛ یا آنچه را می‌خواهیم در اموالمان انجام ندهیم؟! تو که مرد بردبار و فهمیده‌ای هستی!»///گفتند ای شعیب آیا نمازت فرمانت دهد که رها کنیم آنچه را می‌پرستیدند پدران ما یا آنکه کنیم در مالهای خود هر آنچه خواهیم همانا توئی بردبار خردمند///گفتند: «ای شعیب! آیا نمازت به تو فرمان می‌دهد که آنچه را پدرانمان می‌پرستند رها کنیم، یا در اموال خود آنچه می‌خواهیم انجام دهیم‌؟ به‌راستی تو، بی‌چون (همین) تو، بردبار رشدیافته‌ای!» quran_en_fa He said: "O my people! see ye whether I have a Clear (Sign) from my Lord, and He hath given me sustenance (pure and) good as from Himself? I wish not, in opposition to you, to do that which I forbid you to do. I only desire (your) betterment to the best of my power; and my success (in my task) can only come from Allah. In Him I trust, and unto Him I look. گفت: ای قوم من! مرا خبر دهید اگر من بر دلیل روشنی از سوی پروردگارم متکی باشم و از جانب او رزق نیکویی به من داده باشد [آیا رواست که خلاف خواسته او عمل کنم؟] و من نمی‌خواهم آنچه که شما را از آن باز می‌دارم خود مرتکب شوم؛ تا جایی که قدرت دارم جز اصلاح [شما را] نمی‌خواهم؛ و توفیقم فقط به [یاری] خداست؛ بر او توکل کردم و به سوی او باز می‌گردم.///گفت: ای قوم من! مرا خبر دهید اگر من بر دلیل روشنی از سوی پروردگارم متکی باشم و از جانب او رزق نیکویی به من داده باشد [آیا رواست که خلاف خواسته او عمل کنم؟] و من نمی‌خواهم آنچه که شما را از آن باز می‌دارم خود مرتکب شوم؛ تا جایی که قدرت دارم جز اصلاح [شما را] نمی‌خواهم؛ و توفیقم فقط به [یاری] خداست؛ بر او توکل کردم و به سوی او باز می‌گردم.///گفت: اى قوم من، چه مى‌گویید اگر با من از جانب پروردگارم حجتى باشد و او مرا رزقى نیکو عطا کرده باشد؟ اگر شما را نهى مى‌کنم براى آن نیست که خود سودى ببرم. تا آنجا که بتوانم قصدى جز به صلاح‌آوردنتان ندارم. توفیق من تنها با خداست. به او توکل کرده‌ام و به درگاه او روى مى‌آورم.///گفت: اى قوم من! چه مى‌گویید اگر از جانب پروردگارم دلیلى روشن داشته باشم و او مرا موهبتى نیکو (نبوت) عطا کرده باشد [آیا مى‌توانم از فرمانش سرپیچى کنم؟] من نمى‌خواهم در آنچه شما را از آن باز مى‌دارم خود خلاف آن کنم و تا آن جا که بتوانم جز اصلاح نمى‌خوا///گفت: «اى قوم من، بیندیشید، اگر از جانب پروردگارم دلیل روشنى داشته باشم، و او از سوى خود روزى نیکویى به من داده باشد [آیا باز هم از پرستش او دست بردارم؟] من نمى‌خواهم در آنچه شما را از آن باز مى‌دارم با شما مخالفت کنم [و خود مرتکب آن شوم‌]. من قصدى جز اصلاح [جامعه‌] تا آنجا که بتوانم، ندارم، و توفیق من جز به [یارى‌] خدا نیست. بر او توکل کرده‌ام و به سوى او بازمى‌گردم.»///[شعیب] گفت: «اى قوم! به نظر شما اگر من دلیل روشنى از پروردگارم داشته باشم و او مرا رزق نیکویى از سوى خود عطا کرده باشد، [چگونه مى‌توانم بر خلاف فرمان او رفتار کنم؟] من نمى‌خواهم چیزى که شما را از آن بازمى‌دارم، خودم مرتکب شوم! من جز اصلاح به مقدار توانم، خواسته‌ى دیگرى ندارم و جز به لطف خداوند، توفیقى براى من نیست، [از این روى] بر او توکل کرده‌ام و به سوى او بازمى‌گردم.///شعیب گفت: ای قوم، رأی و نظریه شما چیست؟ آیا اگر مرا از جانب پروردگارم حجت روشن و دلیل قاطع باشد و از خود بر من رزق نیکو رسانده باشد (باز اطاعت او نکنم)؟ و (بدانید که) غرض من در آنچه شما را نهی می‌کنم ضدیت و مخالفت با شما نیست بلکه تا بتوانم تنها مقصودم اصلاح امر شماست و از خدا در هر کار توفیق می‌طلبم و بر او توکل کرده و به درگاه او انابه و بازگشت دارم.///گفت ای قوم من بیندیشید اگر من از سوی پروردگارم حجت آشکاری داشته باشم و از سوی خویش به من روزی نیک بخشیده باشد [چه خواهید کرد] و من نمی‌خواهم با شما، در آنچه شما را از آن باز داشته‌ام مخالفت کنم [و خود مرتکب آن شوم‌] تا آنجا که بتوانم جز اصلاح نمی‌خواهم، و توفیق من جز به [اراده‌] خداوند نیست، که بر او توکل کرده‌ام و به او روی آورده‌ام‌///گفت: «ای قوم! به من بگویید، هرگاه من دلیل آشکاری از پروردگارم داشته باشم، و رزق (و موهبت) خوبی به من داده باشد، (آیا می‌توانم بر خلاف فرمان او رفتار کنم؟!) من هرگز نمی‌خواهم چیزی که شما را از آن باز می‌دارم، خودم مرتکب شوم! من جز اصلاح -تا آنجا که توانایی دارم- نمی‌خواهم! و توفیق من، جز به خدا نیست! بر او توکل کردم؛ و به سوی او بازمی‌گردم!///گفت ای قوم من آیا دیده‌اید که اگر باشم بر نشانه‌ای از پروردگارم و روزیم دهد از خویش روزئی نیکو و نخواهم مخالفت کنم شما را بسوی آنچه شما را از آن نهی می‌کنم نخواهم جز کارساختن (درست کردن) را هر چه توانم نیست موفق داشتم جز با خدا بر او تکیه نمودم و بسوی او زاری کنم‌///گفت: «ای قوم من! آیا دیدید [: اندیشیدید] اگر از جانب پروردگارم بر (دلیل) روشنی استوار باشم و او از سوی خود روزی (معنوی) نیکویی به من داده باشد (آیا باز هم از پرستش او دست‌بردارم‌)؟ و من نمی‌خواهم فراسوی آنچه شما را از آن باز می‌دارم با شما مخالفت کنم. من قصدی جز اصلاح (شما) - تا آنجا که توانستم - ندارم. و توفیق من جز به (یاری) خدا نیست. تنها بر او توکل کرده‌ام، و تنها سوی او پیاپی باز می‌گردم.» quran_en_fa "And O my people! let not my dissent (from you) cause you to sin, lest ye suffer a fate similar to that of the people of Noah or of Hud or of Salih, nor are the people of Lut far off from you! ای قوم من! دشمنی و مخالفت با من، شما را به جایی نرساند، که [عذابی] مانند آنچه به قوم نوح یا قوم هود یا قوم صالح رسید به شما هم برسد، و قوم لوط از شما [چه از جهت زمان و چه از جهت مکان] چندان دور نیست.///ای قوم من! دشمنی و مخالفت با من، شما را به جایی نرساند، که [عذابی] مانند آنچه به قوم نوح یا قوم هود یا قوم صالح رسید به شما هم برسد، و قوم لوط از شما [چه از جهت زمان و چه از جهت مکان] چندان دور نیست.///اى قوم من، مخالفت با من شما را به کارى وا ندارد تا آنچه بر قوم نوح یا قوم هود یا قوم صالح یا در همین نزدیکى به قوم لوط رسید، به شما نیز برسد.///و اى قوم من! دشمنى با من شما را بر آن ندارد [کارى کنید] که به شما آن رسد که به قوم نوح یا قوم هود یا قوم صالح رسید، و قوم لوط از شما چندان دور نیست/// «و اى قوم من، زنهار تا مخالفت شما با من، شما را بدانجا نکشاند که [بلایى‌] مانند آنچه به قوم نوح یا قوم هود یا قوم صالح رسید، به شما [نیز] برسد، و قوم لوط از شما چندان دور نیست.»///و اى قوم من! دشمنى و مخالفت با من، شما را به کارى وادار نسازد که [عذابى] مثل آنچه به قوم نوح، یا قوم هود یا قوم صالح رسید، به شما هم برسد. و [ماجراى] قوم لوط [چندان] از شما دور نیست.///شعیب باز گفت: ای قوم، ضدیت با من شما را بر آن وادار نکند که بر شما هم بلایی مانند قوم نوح یا قوم هود یا صالح از جانب خدا نازل شود و (به خصوص که) قوم لوط دورانشان دور از شما نیست.///و ای قوم من شما را ستیزه‌جویی با من به آنجا نکشاند که همانند آنچه بر سر قوم نوح یا قوم هود یا قوم صالح آمد، بر سر شما هم بیاید، و قوم لوط از شما دور نیست‌///و ای قوم من! دشمنی و مخالفت با من، سبب نشود که شما به همان سرنوشتی که قوم نوح یا قوم هود یا قوم صالح گرفتار شدند، گرفتار شوید! و قوم لوط از شما چندان دور نیست!///و ای قوم به گناه نیندازد شما را مخالفت من تا برسد شما را مانند آنچه رسیده است قوم نوح را یا قوم هود را یا قوم صالح را و نیست قوم لوط از شما دور///«و ای قوم من! زنهار تا جدایی (از) من، شما را مجرمانه بدانجا کشاند که (بلایی) مانند آنچه به قوم نوح یا قوم هود یا قوم صالح رسید، به شما (نیز) در رسد. و قوم لوط (هم) از شما دور نیستند.» quran_en_fa "But ask forgiveness of your Lord, and turn unto Him (in repentance): For my Lord is indeed full of mercy and loving-kindness." از پروردگارتان آمرزش بطلبید، سپس به سوی او بازگردید؛ زیرا پروردگارم مهربان و بسیار دوستدار [توبه کنندگان] است.///از پروردگارتان آمرزش بطلبید، سپس به سوی او بازگردید؛ زیرا پروردگارم مهربان و بسیار دوستدار [توبه کنندگان] است.///از پروردگارتان آمرزش بخواهید. به درگاهش توبه کنید، که پروردگار من مهربان و دوست‌دارنده است.///و از پروردگار خود آمرزش بخواهید، سپس به سوى او بازگردید که پروردگار من مهربان و دوستدار [بندگان‌] است/// «و از پروردگار خود آمرزش بخواهید، سپس به درگاه او توبه کنید که پروردگار من مهربان و دوستدار [بندگان‌] است.»///[پس بیایید] و از پروردگارتان آمرزش بطلبید و به سوى او بازگردید. همانا پروردگار من، مهربان و دوستدار [توبه‌کنندگان] است.»///و از خدای خود آمرزش طلبید و به درگاهش توبه و انابه کنید که خدای من بسیار مهربان و دوستدار بندگان است.///و از پروردگارتان آمرزش بخواهید و به درگاه او توبه کنید، که پروردگار من مهربان و دوستدار [بندگان صالح خویش‌] است‌///از پروردگار خود، آمرزش بطلبید؛ و به سوی او بازگردید؛ که پروردگارم مهربان و دوستدار (بندگان توبه‌کار) است!»///و استغفار کنید پروردگار خویش را پس توبه کنید بسوی او همانا پروردگار من است مهربانی دوست‌دار///«و از پروردگار خود پوشش بخواهید. سپس سوی او بازگردید (که‌) بی‌گمان پروردگارم رحمتگر بر ویژگان و بسی دوستدار (آنان) است.» quran_en_fa They said: "O Shu'aib! much of what thou sayest we do not understand! In fact among us we see that thou hast no strength! Were it not for thy family, we should certainly have stoned thee! for thou hast among us no great position!" گفتند: ای شعیب! بسیاری از مطالبی که می‌گویی نمی‌فهمیم، و به راستی تو را در [مقایسه با] خود، ناتوان و ضعیف می‌بینیم، و اگر عشیره‌ات نبودند، بی تردید سنگسارت می‌کردیم، وتو بر ما پیروز نیستی.///گفتند: ای شعیب! بسیاری از مطالبی که می‌گویی نمی‌فهمیم، و به راستی تو را در [مقایسه با] خود، ناتوان و ضعیف می‌بینیم، و اگر عشیره‌ات نبودند، بی تردید سنگسارت می‌کردیم، وتو بر ما پیروز نیستی.///گفتند: اى شعیب، بسیارى از چیزهایى را که مى‌گویى نمى‌فهمیم، تو را در میان خود ناتوان مى‌بینیم، اگر به خاطر قبیله‌ات نبود، سنگسارت مى‌کردیم و تو بر ما پیروزى نیابى.///گفتند: اى شعیب! بسیارى از آنچه را که مى‌گویى نمى‌فهمیم و ما به راستى تو را در میان خود ناتوان مى‌بینیم، و اگر [به احترام‌] عشیره‌ات نبود سنگسارت مى‌کردیم، و تو بر ما غالب نیستى///گفتند: «اى شعیب! بسیارى از آنچه را که مى‌گویى نمى‌فهمیم، و واقعا تو را در میان خود ضعیف مى‌بینیم، و اگر عشیره تو نبود قطعا سنگسارت مى‌کردیم، و تو بر ما پیروز نیستى!»///[کافران] گفتند: «اى شعیب! ما بسیارى از سخنان تو را درک نمى‌کنیم، و تو را در میان خود شخص ضعیفى مى‌بینیم. و اگر بستگان تو نبودند، حتما تو را سنگسار مى‌کردیم و تو بر ما [هیچ] برترى و قدرت و عزتى ندارى.»///قوم پاسخ دادند که‌ای شعیب، ما بسیاری از آنچه می‌گویی نمی‌فهمیم و تو را در میان خود شخصی بی‌ارزش و ناتوان می‌بینیم و اگر (ملاحظه) طایفه تو نبود سنگسارت می‌کردیم، که تو را نزد ما عزت و احترامی نیست.///گفتند ای شعیب بسیاری از آنچه می‌گویی در نمی‌یابیم و تو را در میان خود ناتوان می‌بینیم، و اگر خاندانت نبود، بی‌شک سنگسارت می‌کردیم و تو نزد ما عزیز نیستی‌///گفتند: «ای شعیب! بسیاری از آنچه را می‌گویی، ما نمی‌فهمیم! و ما تو را در میان خود، ضعیف می‌یابیم؛ و اگر (بخاطر) قبیله کوچکت نبود، تو را سنگسار می‌کردیم؛ و تو در برابر ما قدرتی نداری!»///گفتند ای شعیب درنمی‌یابیم بسیاری از آنچه گوئی و همانا بینیمت میان ما ناتوان و اگر نبودند کسان تو هر آینه سنگسارت می‌کردیم و نیستی تو بر ما برتر///گفتند: «ای شعیب! ما بسیاری از آنچه را که می‌گویی نمی‌توانیم بفهمیم، و همواره ما تو را در میان خودمان بس ناتوان می‌بینیم، و اگر کسانت نبودند بی‌چون سنگسارت می‌کردیم، و تو بر (سر و سامان) مان عزتی (و موقعیتی) نداری.» quran_en_fa He said: "O my people! is then my family of more consideration with you than Allah? For ye cast Him away behind your backs (with contempt). But verily my Lord encompasseth on all sides all that ye do! گفت: ای قوم من! آیا عشیره کوچکم نزد شما از خدا عزیزتر است که او را پشت سر قرار داده و فراموشش کرده‌اید؟! یقینا پروردگارم به همه اعمالی که انجام می‌دهید، احاطه دارد.///گفت: ای قوم من! آیا عشیره کوچکم نزد شما از خدا عزیزتر است که او را پشت سر قرار داده و فراموشش کرده‌اید؟! یقینا پروردگارم به همه اعمالی که انجام می‌دهید، احاطه دارد.///گفت: اى قوم من، آیا قبیله من در نزد شما از خدا پیروزمندتر است؟ آیا خدا را پس پشت خویش افکندید؟ و حال آنکه پروردگار من به هر کارى که مى‌کنید احاطه دارد.///گفت: اى قوم من! آیا عشیره‌ى من در نزد شما عزیزتر از خداست که او را پشت سر نهاده‌اید؟ بى‌تردید پروردگار من به آنچه مى‌کنید احاطه دارد///گفت: «اى قوم من، آیا عشیره من پیش شما از خدا عزیزتر است که او را پشت سر خود گرفته‌اید [و فراموشش کرده‌اید]؟ در حقیقت، پروردگار من به آنچه انجام مى‌دهید احاطه دارد.»///[شعیب] گفت: «اى قوم من! آیا قبیله‌ى من نزد شما از خداوند عزیزتر است [که] شما [فرمان] او را پشت سر انداخته‌اید، همانا پروردگار من به آنچه مى‌کنید، احاطه دارد.///شعیب گفت: ای قوم، آیا طایفه من عزتش نزد شما بیش از خداست؟ و خدا را به کلی فراموش کردید؟ همانا خدای من به هر چه شما می‌کنید کاملا آگاه است.///گفت ای قوم من آیا خاندان من نزد شما عزیزتر از خداوند است، که او را پس پشت انداخته‌اید، بی‌گمان پروردگار من بر آنچه می‌کنید چیره است‌///گفت: «ای قوم! آیا قبیله کوچک من، نزد شما عزیزتر از خداوند است؟! در حالی که (فرمان) او را پشت سر انداخته‌اید! پروردگارم به آنچه انجام می‌دهید، احاطه دارد (و آگاه است)!///گفت ای قوم آیا کسان من عزیزترند نزد شما از خدا و برگرفتید او را از پس خویش به پشت افکنده همانا پروردگار من است بدانچه می‌کنید فراگیرنده‌///گفت: «ای قوم من! آیا کسان من نزدتان از خدا عزیزترند، حال آنکه او را پشت سر خود برگرفته‌اید (و فراموشش کرده‌اید)؟ به‌راستی، پروردگارم به آنچه انجام می‌دهید محیط است.» quran_en_fa "And O my people! Do whatever ye can: I will do (my part): Soon will ye know who it is on whom descends the penalty of ignominy; and who is a liar! and watch ye! for I too am watching with you!" و ای قوم من! به اندازه‌ای که در قدرت و توان شماست، عمل کنید، من [هم] بی تردید [به وظیفه الهی خود] عمل می‌کنم؛ به زودی خواهید دانست، چه کسی را عذاب رسوا کننده خواهد آمد و دروغگو کیست؟! و منتظر بمانید که من هم با شما منتظرم.///و ای قوم من! به اندازه‌ای که در قدرت و توان شماست، عمل کنید، من [هم] بی تردید [به وظیفه الهی خود] عمل می‌کنم؛ به زودی خواهید دانست، چه کسی را عذاب رسوا کننده خواهد آمد و دروغگو کیست؟! و منتظر بمانید که من هم با شما منتظرم.///اى قوم من، شما همچنان که هستید به کار خویش مشغول باشید و من هم به کار خویش مشغول مى‌شوم. به زودى خواهید دانست که آن عذاب خوارکننده بر چه کسى فرود مى‌آید و چه کسى دروغگوست. منتظر بمانید، من نیز با شما منتظر مى‌مانم.///و اى قوم من! شما هر چه در توان دارید عمل کنید، من [نیز] عمل مى‌کنم. به زودى خواهید دانست که به چه کسى عذابى رسد که رسوایش کند؟ و دروغگو کیست؟ منتظر باشید که من نیز با شما منتظرم/// «و اى قوم من، شما بر حسب امکانات خود عمل کنید، من [نیز] عمل مى‌کنم. به زودى خواهید دانست که عذاب رسواکننده بر چه کسى فرود مى‌آید و دروغگو کیست؛ و انتظار برید که من [هم‌] با شما منتظرم.»///و اى قوم من! هر چه در توان دارید، انجام دهید، من [نیز] کار خودم را خواهم کرد. به زودى خواهید دانست [که] عذاب خوارکننده به سراغ چه کسى خواهد آمد و چه کسى دروغگوست. شما در انتظار باشید، من [نیز] همراه شما منتظرم.»///ای قوم، شما هر کار می‌توانید انجام دهید من هم هر چه موظفم خواهم کرد، به زودی شما خواهید دانست که عذاب خواری و رسوایی بر کدام یک از من و شما می‌آید و دروغگو کیست، پس شما منتظر (نزول عذاب خدا) باشید که من هم (بر خود لطف و بر شما قهر حق را) منتظرم.///و ای قوم من هر چه می‌توانید بکنید، من نیز می‌کنم، به زودی خواهید دانست که بر سر چه کسی عذابی می‌آید که خوارش سازد، و چه کسی دروغگوست، شما چشم به راه باشید که من نیز همراه با شما چشم به راهم‌///ای قوم! هر کاری از دستتان ساخته است، انجام دهید، من هم کار خود را خواهم کرد؛ و بزودی خواهید دانست چه کسی عذاب خوارکننده به سراغش می‌آید، و چه کسی دروغگوست! شما انتظار بکشید، من هم در انتظارم!»///و ای قوم عمل کنید با توانائی خویش که منم عمل‌کننده زود است بدانید که را آید عذابی که خوار سازدش و کیست آنکه او است دروغگوی و چشم به راه باشید که منم با شما چشم به راه‌///«و ای قوم من! شما بر حسب امکان و توانتان عمل کنید، من (نیز) همانا (همان طور) عمل می‌کنم. در آینده‌ای دور خواهید دانست که عذاب رسواکننده چه کسی را در می‌رسد، و چه کسی (هم) او دروغگوست. و بسیار دیده‌بانی (و نظاره) کنید که من (هم) با شما بی‌گمان بس نظاره‌گرم.» quran_en_fa When Our decree issued, We saved Shu'aib and those who believed with him, by (special) mercy from Ourselves: But the (mighty) blast did seize the wrong-doers, and they lay prostrate in their homes by the morning,- و هنگامی که عذاب ما رسید، شعیب و کسانی را که با او ایمان آورده بودند، با رحمتی از سوی خود نجات دادیم، و کسانی را که [به آیات ما] ستم کردند، فریاد مرگبار فرا گرفت، پس در خانه هایشان به رو در افتاده جسمی بی جان شدند.///و هنگامی که عذاب ما رسید، شعیب و کسانی را که با او ایمان آورده بودند، با رحمتی از سوی خود نجات دادیم، و کسانی را که [به آیات ما] ستم کردند، فریاد مرگبار فرا گرفت، پس در خانه هایشان به رو در افتاده جسمی بی جان شدند.///چون امر ما فرازآمد، شعیب و کسانى را که به او ایمان آورده بودند به رحمت خویش رهانیدیم. و ستمکاران را صیحه‌اى فرو گرفت و در خانه‌هاى خویش بر جاى مردند؛///و چون فرمان ما آمد، شعیب و کسانى را که با او ایمان آورده بودند به رحمت خویش نجات دادیم و کسانى را که ستم کرده بودند صیحه بگرفت و در خانه‌هایشان به رو افتادند [و هلاک شدند]///و چون فرمان ما آمد، شعیب و کسانى را که با او ایمان آورده بودند، به رحمتى از جانب خویش نجات دادیم، و کسانى را که ستم کرده بودند، فریاد [مرگبار] فرو گرفت، و در خانه‌هایشان از پا درآمدند.///و چون فرمان [قهر] ما آمد، شعیب و کسانى را که با او ایمان آورده بودند، به رحمت خود نجات دادیم و [آن گاه] صیحه‌ى [آسمانى] ستمگران را فرو گرفت، پس در خانه‌هایشان به رو افتادند [و مردند].///و هنگامی که حکم (قهر) ما فرا رسید، ما شعیب و کسانی را که با او ایمان آوردند به لطف و مرحمت خود نجات دادیم، و ستمکاران را صیحه عذاب فرا گرفت که صبحگاه همه در دیار خود هلاک شدند.///و چون فرمان ما در رسید، شعیب و کسانی را که همراه او ایمان آورده بودند به رحمت خویش نجات دادیم و بانگ مرگبار ستم‌پیشگان [مشرک‌] را فرو گرفت و در خانه و کاشانه‌شان از پا درآمدند///و هنگامی که فرمان ما فرا رسید، شعیب و کسانی را که با او ایمان آورده بودند، به رحمت خود نجات دادیم؛ و آنها را که ستم کردند، صیحه (آسمانی) فرو گرفت؛ و در دیار خود، به رو افتادند (و مردند) …///و هنگامی که بیامد امر ما رهانیدیم شعیب را و آنان که ایمان آوردند با او به رحمتی از ما و بگرفت آنان را که ستم کردند خروشی پس شدند در خانه‌های خویش مردگان‌///و چون فرمان ما آمد، شعیب و کسانی را که با او ایمان آورده بودند، به رحمتی ویژه از جانب خویش نجات دادیم و کسانی را که ستم کرده بودند، فریاد (مرگبار) فرو گرفت. پس در خانه‌هایشان زمین‌گیر شده از پای در آمدند. quran_en_fa As if they had never dwelt and flourished there! Ah! Behold! How the Madyan were removed (from sight) as were removed the Thamud! گویی در آنجا اقامت نداشتند. آگاه باشید! مدین [از رحمت خدا] دور باد، همان گونه که ثمود دور شد.///گویی در آنجا اقامت نداشتند. آگاه باشید! مدین [از رحمت خدا] دور باد، همان گونه که ثمود دور شد.///چنان که گویى هرگز در آن دیار نبوده‌اند. هان لعنت بر مردم مدین باد، همچنان که لعنت بر قوم ثمود.///گویى هرگز در آن [خانه‌ها] نبوده‌اند. هان که طرد و هلاک باد [مردم‌] مدین را، همان گونه که ثمود هلاک شدند///گویى در آن [خانه‌ها] هرگز اقامت نداشته‌اند. هان، مرگ بر [مردم‌] مدین، همان گونه که ثمود هلاک شدند.///[آن چنان] که گویى هرگز در آن منطقه ساکن نبوده‌اند. آگاه باشید [لطف خدا] از مردم مدین دور باد! همان گونه [که] از قوم ثمود دور شد.///چنان هلاک شدند که گویی هرگز در آن دیار نبودند، آگاه باشید که اهل مدین هم مانند کافران قوم ثمود از رحمت خدا دور شدند.///گویی در آنجا نبوده‌اند، هان نفرین بر قوم مدین، همچنانکه قوم ثمود هم نفرین زده بود///آنچنان که گویی هرگز از ساکنان آن (دیار) نبودند! دور باد مدین (و اهل آن) از رحمت خدا، همان گونه که قوم ثمود دور شدند!///چنانکه گوئی نبوده‌اند در آن هرگز همانا دور باد برای مدین چنانکه دور شدند ثمود///گویی در آن (خانه) هرگز اقامتی گوارا (و خوشایند) و دیرپا نداشته‌اند. هان! که مردمان مدین از رحمت خدا دورند؛ همان‌گونه که ثمود (یان) دور شدند. quran_en_fa And we sent Moses, with Our Clear (Signs) and an authority manifest, همانا موسی را با نشانه‌های خود و برهانی روشن فرستادیم،///همانا موسی را با نشانه‌های خود و برهانی روشن فرستادیم،///و ما موسى را همراه با آیات و حجت آشکار خویش فرستادیم؛///و به راستى موسى را با آیات خود و حجتى روشن فرستادیم///و به راستى، موسى را با آیات خود و حجتى آشکار،///و به راستی ما موسى را با معجزه و برهان‌های روشن فرستادیم.///آن گاه موسی عمران را با آیات خود و حجت روشن (به رسالت) فرستادیم.///و به راستی موسی را همراه با معجزات خویش و برهانی آشکار به سوی فرعون و بزرگان قومش فرستادیم‌///ما، موسی را با آیات خود و دلیل آشکاری فرستادیم …///و همانا فرستادیم موسی را به آیتهای ما و فرمانروائی آشکار///و به‌راستی، موسی را با آیات خود و حجتی روشنگر، همی فرستادیم: quran_en_fa Unto Pharaoh and his chiefs: but they followed the command of Pharaoh and the command of Pharaoh was no right (guide). به سوی فرعون و اشراف و سران [قوم] او، ولی [آنان برای حفظ مقام و مال خود] از فرمان فرعون پیروی کردند، در حالی که فرمان فرعون راهنمای به سوی سعادت و خوشبختی نبود.///به سوی فرعون و اشراف و سران [قوم] او، ولی [آنان برای حفظ مقام و مال خود] از فرمان فرعون پیروی کردند، در حالی که فرمان فرعون راهنمای به سوی سعادت و خوشبختی نبود.///به نزد فرعون و مهتران قومش. اما آنان پیرو فرمان فرعون شدند. و فرمان فرعون به راه صواب راه نمى‌نمود.///به سوى فرعون و سران قوم وى، ولى آنها از فرمان فرعون پیروى کردند و فرمان فرعون هدایتگر نبود///به سوى فرعون و سران [قوم‌] وى فرستادیم، ولى [سران‌] از فرمان فرعون پیروى کردند، و فرمان فرعون صواب نبود.///[او را] به سوى فرعون و اشراف قومش [فرستادیم]، اما آنها از فرمان فرعون پیروى کردند، در حالى که فرمان فرعون مایه‌ى رشد [و نجات] نبود.///به سوی فرعون و اشراف قومش، و آنان پیرو حکم و امر فرعون شدند با آنکه هیچ هدایت و رشدی در اطاعت امر فرعون نبود.///آنگاه [آنان‌] از فرمان فرعون پیروی کردند و فرمان فرعون صواب نبود///بسوی فرعون و اطرافیانش؛ اما آنها از فرمان فرعون پیروی کردند؛ در حالی که فرمان فرعون، مایه رشد و نجات نبود!///بسوی فرعون و کسانش پس پیروی کردند امر فرعون را و نیست امر فرعون رهنمون‌///به سوی فرعون و سران چشمگیر قومش. پس (این سران) از کار و فرمان فرعون پیروی کردند، حال آنکه فرمان و کار فرعون هرگز راهواری‌ای ندارد. quran_en_fa He will go before his people on the Day of Judgment, and lead them into the Fire (as cattle are led to water): But woeful indeed will be the place to which they are led! [فرعون] روز قیامت پیشاپیش قومش می‌رود، پس آنان را به آتش درمی آورد، و بد نصیب و سهمی است [آتشی] که در آن وارد می‌شود.///[فرعون] روز قیامت پیشاپیش قومش می‌رود، پس آنان را به آتش درمی آورد، و بد نصیب و سهمی است [آتشی] که در آن وارد می‌شود.///در روز قیامت پیشاپیش قوم خود بیاید و همه را به آتش درآورد که واردشدن را بد جایگاهى است.///روز قیامت پیشاپیش قومش مى‌رود و آنها را به آتش وارد مى‌کند، و بد جاى ورودى است///روز قیامت پیشاپیش قومش مى‌رود و آنان را به آتش درمى‌آورد، و [دوزخ‌] چه ورودگاه بدى براى واردان است.///فرعون در روز قیامت، پیشاپیش قومش حرکت مى‌کند، پس آنها را وارد آتش مى‌سازد. و چه بد جایگاهى است که به آن وارد مى‌شوند!///فرعون پیروان خود را در قیامت پیشوایی کند و آنها را (با خود) به آتش دوزخ در افکند، که بسیار بد ورودگاه و منزلگاهی است.///او در روز قیامت پیشاپیش قومش است، آنگاه آنان را به آتش دوزخ درمی‌آورد، چه بد است درآیندی که به آن درآمده‌اند///روز قیامت، او در پیشاپیش قومش خواهد بود؛ و (به جای چشمه‌های زلال بهشت) آنها را وارد آتش می‌کند! و چه بد آبشخوری است (آتش)، که بر آن وارد می‌شوند!///پیشوا شود قوم خویش را روز قیامت پس درآوردشان در آتش و چه زشت آبشخوری است فرود آمده بر آن‌///(فرعون) روز قیامت پیشاپیش قومش می‌آید، پس آنان را (از پیش) به آتش در آورده (بود) و (دوزخ) چه بد ورودگاه و آبشخور (داغی) است برای واردان. quran_en_fa And they are followed by a curse in this (life) and on the Day of Judgment: and woeful is the gift which shall be given (unto them)! و در این دنیا و روز قیامت به لعنتی بدرقه شدند [و آن لعنت] بد عطیه‌ای است که به آنان می‌دهند.///و در این دنیا و روز قیامت به لعنتی بدرقه شدند [و آن لعنت] بد عطیه‌ای است که به آنان می‌دهند.///لعنت اینجهانى و لعنت روز قیامت را از پى دارند و چه بد عطایى به آنان داده شده است.///و در این دنیا و روز قیامت به لعنت بدرقه شدند، و بد عطایى نصیبشان شد///و در این دنیا و روز قیامت به لعنت بدرقه شدند، و چه بد عطایى نصیب آنان مى‌شود.///و در این دنیا با لعنتى بدرقه شدند و روز قیامت نیز چنین خواهد بود. [و این] چه بد عطایى است که به آنان داده مى‌شود.///و فرعونیان را در این جهان بد لعنتی در پی است و آن بد عطا و بخششی است.///و در این [جهان‌] و در روز قیامت لعنتی گریبانگیرشان شود، چه بد است عطیه‌ای که به ایشان داده‌اند///آنان در این جهان و روز قیامت، لعنتی بدنبال دارند؛ و چه بد عطایی است (لعن و دوری از رحمت خدا)، که نصیب آنان می‌شود!///و پیرو شدند در این لعنتی را و روز قیامت چه زشت است میهمانان پذیرائی‌شده‌///و در این دنیا و روز قیامت به لعنت بدرقه شدند (و) چه بد (خیر مقدم و) کمک و بخشوده‌ای نصیب آنان است. quran_en_fa These are some of the stories of communities which We relate unto thee: of them some are standing, and some have been mown down (by the sickle of time). این از گزارش‌های شهرها [و اهل آنها] است که آن را بر تو حکایت می‌کنیم، برخی از آن [شهر] ها هنوز برجایند، و برخی درو شده بر باد رفته‌اند!///این از گزارش‌های شهرها [و اهل آنها] است که آن را بر تو حکایت می‌کنیم، برخی از آن [شهر] ها هنوز برجایند، و برخی درو شده بر باد رفته‌اند!///اینها اخبار قریه‌هایى است که براى تو حکایت مى‌کنیم؛ قریه‌هایى که بعضى هنوز برپایند و بعضى ویران.///این از خبرهاى آن شهرهاست که آن را بر تو حکایت مى‌کنیم. برخى از آنها برپا هستند و برخى ویران شده‌اند///این، از خبرهاى آن شهرهاست که آن را بر تو حکایت مى‌کنیم. بعضى از آنها [هنوز] بر سر پا هستند و [بعضى‌] بر باد رفته‌اند.///[اى پیامبر!] این [مطالب، گوشه‌اى] از اخبار آبادى‌ها و شهرهایى است که ما آن را براى تو بازگو مى‌کنیم، بعضى از آنها [هنوز] پابرجا هستند، ولى بعضى دیگر ویران شده‌اند.///(ای رسول ما) این بعضی از اخبار دیار ستمکاران است که بر تو حکایت می‌کنیم که برخی از آن دیار هنوز معمور است و برخی دیگر شهرها داس مرگ اهلش را درو کرد.///این از اخبار آن شهرهاست که بر تو می‌خوانیم بعضی از آنها [هنوز] برپا مانده‌اند و بعضی بر باد رفته‌اند///این از اخبار شهرها و آبادیهاست که ما برای تو بازگو می‌کنیم؛ که بعضی (هنوز) برپا هستند، و بعضی درو شده‌اند (و از میان رفته‌اند)!///این از داستان شهرها است که می‌سرائیم بر تو از آنها است ایستاده و درویده‌///این، از خبرهای بزرگ مجتمع‌هاست. آن را بر تو برگزیده (و روایت می‌کنیم) و پیاپی گزارش می‌دهیم. بعضی از آنها (هنوز) بر سر پا هستند، و (بعضی هم) درو شده‌اند (و از پا درآمده‌اند). quran_en_fa It was not We that wronged them: They wronged their own souls: the deities, other than Allah, whom they invoked, profited them no whit when there issued the decree of thy Lord: Nor did they add aught (to their lot) but perdition! و ما بر آنان ستم نکردیم، ولی آنان بر خویشتن ستم ورزیدند، پس هنگامی که عذاب پروردگارت فرا رسید، معبودانی که به جای خدا می‌پرستیدند، چیزی [از عذاب را] از آنان دفع نکردند، و به آنان جز خسارت و هلاکت نیفزودند.///و ما بر آنان ستم نکردیم، ولی آنان بر خویشتن ستم ورزیدند، پس هنگامی که عذاب پروردگارت فرا رسید، معبودانی که به جای خدا می‌پرستیدند، چیزی [از عذاب را] از آنان دفع نکردند، و به آنان جز خسارت و هلاکت نیفزودند.///ما به آنها ستم نکردیم بلکه خود به خود ستم مى‌کردند. و چون امر پروردگار تو فراز آمد، خدایانى که به جاى خداى یکتا مى‌پرستیدند هیچ به کارشان نیامدند و جز زیانکارى چیزى بر آنان نیفزودند.///و ما به آنها ستم نکردیم، بلکه آنها [بودند که‌] به خودشان ستم کردند. پس چون فرمان پروردگارت آمد، خدایانى که به جاى خدا مى‌خواندند هیچ مشکلى را از آنها دور نکردند و جز بر هلاکشان نیفزودند///و ما به آنان ستم نکردیم، ولى آنان به خودشان ستم کردند. پس چون فرمان پروردگارت آمد، خدایانى که به جاى خدا [ى حقیقى‌] مى‌خواندند هیچ به کارشان نیامد، و جز بر هلاکت آنان نیفزود.///و ما به آنان ظلم نکردیم، بلکه آنان خود بر خویشتن ستم روا داشتند. و چون قهر پروردگارت آمد، خدایانى که به جاى الله مى‌خواندند، سودى به حال آنان نبخشید و آنان را جز ضرر و هلاکت چیزى نیافزود.///و آنها که به هلاکت رسیدند نه ما بر آنها بلکه خود بر خویشتن ستم کردند و هنگامی که امر (قهر) خدای تو بر هلاکشان در رسید همه خدایان باطلی که غیر خدا می‌پرستیدند هیچ دفع هلاکت از آنان ننمودند و جز بر خسران و تباهی آنها نیفزودند.///و ما بر ایشان ستم نکردیم، بلکه خود بر خویشتن ستم کردند، و چون فرمان پروردگارت در رسید خدایانشان که به جای خداوند می‌پرستیدندشان هیچ به کارشان نیامدند، و جز بر خسران ایشان نیفزودند///ما به آنها ستم نکردیم؛ بلکه آنها خودشان بر خویشتن ستم روا داشتند! و هنگامی که فرمان مجازات الهی فرا رسید، معبودانی را که غیر از خدا می‌خواندند، آنها را یاری نکردند؛ و جز بر هلاکت آنان نیفزودند!///و ستم نکردیم بر ایشان و لیکن ستم کردند خویش را پس بی‌نیاز نکرد از ایشان خدایانشان که می‌خواندند جز خدا به چیزی گاهی که بیامد امر پروردگار تو و نیفزودشان جز تباهی‌///و ما به آنان ستم نکردیم، ولی آنان به خودشان ستم کردند. پس چون فرمان پروردگارت آمد، خدایانی که به جای خدا (ی حقیقی) می‌خواندند هرگز بی‌نیازشان نکردند، و ایشان را جز هلاکت و دور کردن (از خدا) نیفزودند. quran_en_fa Such is the chastisement of thy Lord when He chastises communities in the midst of their wrong: grievous, indeed, and severe is His chastisement. و چنین است مؤاخذه کردن پروردگارت، هنگامی که [مردم] آبادی‌ها را در آن حال که ستمکارند مؤاخذه می‌کند. بی تردید مؤاخذه او دردناک و سخت است.///و چنین است مؤاخذه کردن پروردگارت، هنگامی که [مردم] آبادی‌ها را در آن حال که ستمکارند مؤاخذه می‌کند. بی تردید مؤاخذه او دردناک و سخت است.///اینچنین بود مؤاخذه پروردگار تو وقتى که بخواهد قریه‌اى ستمکار را به مؤاخذه کشد. مؤاخذه او عذابى سخت دردآور است.///و این گونه است گرفتار کردن پروردگارت آن‌گاه که مردم شهرها را به سزاى ظلمشان گرفتار مى‌کند. بى‌تردید مجازات خداوند دردناک و سخت است///و این گونه بود [به قهر] گرفتن پروردگارت، وقتى شهرها را در حالى که ستمگر بودند [به قهر] مى‌گرفت. آرى [به قهر] گرفتن او دردناک و سخت است.///و این چنین است مؤاخذه [و مجازات] پروردگارت، زمانى که شهرها و آبادى‌هاى ستمگر را [با قهر خود] مى‌گیرد. همانا مؤاخذه‌ى او دردناک و شدید است.///و این گونه است مؤاخذه پروردگارت هرگاه بخواهد دیار ستمکاران را ویران کند، که انتقام و مؤاخذه خدا بسیار دردناک و شدید است.///و چنین است بازخواست پروردگارت که اهالی شهرهایی را که ستمگر [و مشرک‌] اند فرو می‌گیرد، بی‌گمان بازخواست او سهمگین و سنگین است‌///و اینچنین است مجازات پروردگار تو، هنگامی که شهرها و آبادیهای ظالم را مجازات می‌کند! (آری،) مجازات او، دردناک و شدید است!///و بدینسان گرفتن پروردگار تو گاهی که گرفت شهرها را حالی که ستمکار بودند همانا گرفتن او است دردناک سخت‌///و این‌گونه است برگرفتن پروردگارت، وقتی جمعیت‌ها را در حالی که ستمگرند برگیرد. آری، (به قهر) گرفتن او بسی دردناک و سخت است. quran_en_fa In that is a Sign for those who fear the penalty of the Hereafter: that is a Day for which mankind will be gathered together: that will be a Day of Testimony. یقینا در آن مؤاخذه‌ها برای کسی که از عذاب آخرت می‌ترسد، عبرت است، [و] آن روزی است که مردم را برای آن گرد می‌آورند، و آن روزی است که [همه صحنه‌های آن] مورد مشاهده است.///یقینا در آن مؤاخذه‌ها برای کسی که از عذاب آخرت می‌ترسد، عبرت است، [و] آن روزی است که مردم را برای آن گرد می‌آورند، و آن روزی است که [همه صحنه‌های آن] مورد مشاهده است.///در اینها براى کسانى که از عذاب آخرت بیمناکند عبرتى است، در آن روز که مردم گرد آورده شوند و آن روز که مردم را در آن حاضر آورند.///قطعا در این [یادآورى‌ها] براى کسى که از عذاب آخرت مى‌ترسد عبرتى است. آن [روز] روزى است که مردم براى آن گرد آورده شوند و آن [روز] روز حضور و شهود است///قطعا در این [یادآوریها] براى کسى که از عذاب آخرت مى‌ترسد عبرتى است. آن [روز] روزى است که مردم را براى آن گرد مى‌آورند، و آن [روز] روزى است که [جملگى در آن‌] حاضر مى‌شوند.///البته در این [یادآورى‌ها،] نشانه [و عبرتى] است براى کسى که از عذاب آخرت بترسد. همان روزى که مردم را در آن گرد مى‌آورند و آن روزى که [همه آن را] مشاهده مى‌کنند و براى همه نمایان و مشهود است.///همانا در این هلاک بدکاران آیت و عبرتی است بر آن کس که از عذاب روز محشر بترسد که روز محشر روزی است که همه خلق را در آن جمع آورند و آن روز، روز حضور همگان است.///در این برای کسی که از عذاب آخرت می‌ترسد، عبرتی هست، آن روزی است که در آن مردم گرد آیند و آن روز گرد هم آمدن است‌///در این، نشانه‌ای است برای کسی که از عذاب آخرت می‌ترسد؛ همان روزی است که مردم در آن جمع می‌شوند، و روزی که همه آن را مشاهده می‌کنند.///همانا در این است آیتی برای آن که بترسد عذاب آخرت را این است روزی که گردآورده شود برای آن مردم و این است روزی گواهی شده‌///به‌راستی در این (یادآوری‌ها) برای کسی که از عذاب آخرت هراسید نشانه‌ای است (و) این، روزی است که مردمان برای آن گرد آورده می‌شوند و همین (روز) مشهود (همگان) است. quran_en_fa Nor shall We delay it but for a term appointed. و ما آن روز را جز برای مدتی اندک به تأخیر نمی‌اندازیم.///و ما آن روز را جز برای مدتی اندک به تأخیر نمی‌اندازیم.///و جز تا اندک مدتى به تأخیرش نمى‌اندازیم.///و ما آن را جز تا زمانى محدود به تأخیر نمى‌اندازیم///و ما آن را جز تا زمان معینى به تأخیر نمى‌افکنیم.///و ما، آن [روز] را جز تا زمانى چند، به تأخیر نمى‌اندازیم.///و ما آن روز را به تأخیر نیفکنیم جز تا وقتی که (در علم ما) معین است.///و آن را جز تا مهلتی محدود به تاخیر نمی‌اندازیم‌///و ما آن (مجازات) را، جز تا زمان محدودی، تأخیر نمی‌اندازیم!///و پس نیندازیمش مگر تا سرآمدی شمرده‌///و ما آن را جز تا زمانی شمارش‌یافته واپس نمی‌اندازیم. quran_en_fa The day it arrives, no soul shall speak except by His leave: of those (gathered) some will be wretched and some will be blessed. روزی که چون فرا رسد، هیچ کس جز به اجازه او سخن نمی‌گوید؛ پس برخی تیره بخت و برخی نیک بخت اند.///روزی که چون فرا رسد، هیچ کس جز به اجازه او سخن نمی‌گوید؛ پس برخی تیره بخت و برخی نیک بخت اند.///روزى که چون بیاید هیچ کس جز به فرمان او سخن نگوید و مردمان بعضى بدبخت باشند و بعضى نیکبخت.///روزى فرا رسد که هیچ کس جز به اذن او سخن نگوید، پس بعضى از مردم تیره‌بخت و برخى نیکبخت‌اند///روزى [است‌] که چون فرا رسد هیچ کس جز به اذن وى سخن نگوید. آنگاه بعضى از آنان تیره‌بختند و [برخى‌] نیکبخت.///روزى که [چون] بیاید، هیچ کس جز با اذن او حرفى نمى‌زند، پس [گروهى] از آنها بدبخت و سیه‌روز، و [عده‌اى دیگر] خوشبخت و سعادتمندند.///در آن روز که فرا رسد هیچ کس جز به فرمان خدا سخن نگوید، پس برخی شقی و بد روزگارند و بعضی سعید و خوشوقت.///روزی بیاید که هیچ کس جز به اذن او سخن نگوید و از مردمان [بعضی‌] بدبخت و بعضی نیکبخت باشند///آن روز که (قیامت و زمان مجازات) فرا رسد، هیچ کس جز به اجازه او سخن نمی‌گوید؛ گروهی بدبختند و گروهی خوشبخت!///روزی که آید سخن نگوید کسی جز به رخصت او پس از ایشان است بدبخت و نیکبخت‌///روزی (که)، هیچ کس جز به اذن خدا سخن نگوید، پس بعضی از آنان شقاوتمند و (برخی هم) سعادتمندند. quran_en_fa Those who are wretched shall be in the Fire: There will be for them therein (nothing but) the heaving of sighs and sobs: اما تیره بختان [که خود سبب تیره بختی خود بوده‌اند] در آتش اند، برای آنان در آنجا ناله‌های حسرت بار و عربده و فریاد است.///اما تیره بختان [که خود سبب تیره بختی خود بوده‌اند] در آتش اند، برای آنان در آنجا ناله‌های حسرت بار و عربده و فریاد است.///اما بدبختان در آتشند و مردمان را در آنجا ناله‌اى زار و خروشى سخت بود.///اما کسانى که تیره‌بخت شدند، برایشان در آتش ضجه و ناله است///و اما کسانى که تیره‌بخت شده‌اند، در آتش، فریاد و ناله‌اى دارند.///اما کسانى که بدبخت شده‌اند، پس در آتش ناله‌اى [زار] و خروشى [سخت] دارند.///اما اهل شقاوت همه در آتش دوزخند در حالی که سخت آه و ناله حسرت و عربده می‌کشند.///و اما کسانی که بدبخت شده‌اند در آتش دوزخ‌اند و در آن فریاد و عربده دارند///اما آنها که بدبخت شدند، در آتشند؛ و برای آنان در آنجا، «زفیر» و «شهیق» [= ناله‌های طولانی دم و بازدم‌] است …///پس آنان که بدبخت شدند در آتش ایشان را است در آن آه و ناله (آهی که برآید و فرو رود)///پس اما کسانی که شقاوت کرده‌اند، برایشان در آتش، فریادی نفس‌گیر مرگبار و ناله‌ای بس سهمگین و پربار است. quran_en_fa They will dwell therein for all the time that the heavens and the earth endure, except as thy Lord willeth: for thy Lord is the (sure) accomplisher of what He planneth. در آن تا آسمان‌ها و زمین پابرجاست جاودانه‌اند، مگر آنچه را که مشیت پروردگارت اقتضا کرده است؛ بی تردید پروردگارت هر چه را اراده می‌کند، انجام می‌دهد.///در آن تا آسمان‌ها و زمین پابرجاست جاودانه‌اند، مگر آنچه را که مشیت پروردگارت اقتضا کرده است؛ بی تردید پروردگارت هر چه را اراده می‌کند، انجام می‌دهد.///و تا آسمانها و زمین باقى هستند در آنجا جاودانه بمانند؛ مگر آنچه پروردگارت بخواهد، زیرا پروردگار تو هر چه خواهد همان کند.///تا آسمان‌ها و زمین برپاست در آن ماندگار خواهند بود، مگر آن که پروردگار تو بخواهد، که بى‌تردید خداى تو هر چه را خواهد کننده است///تا آسمانها و زمین برجاست، در آن ماندگار خواهند بود، مگر آنچه پروردگارت بخواهد، زیرا پروردگار تو همان کند که خواهد.///[و] تا آسمان‌ها و زمین پایدار است، در آن [آتش] جاودانند، مگر آنچه خداوند بخواهد. همانا پروردگارت هر چه را اراده کند، انجام مى‌دهد.///آنها در آتش دوزخ تا آسمان و زمین باقی است مخلدند مگر آنچه مشیت پروردگار تو باشد، که البته خدا هر چه خواهد می‌کند.///پیوسته تا زمانی که آسمانها و زمین وجود دارند، در آن هستند مگر آنچه پروردگارت بخواهد، که پروردگارت هر چه خواهد همان تواند کرد///جاودانه در آن خواهند ماند، تا آسمانها و زمین برپاست؛ مگر آنچه پروردگارت بخواهد! پروردگارت هر چه را بخواهد انجام می‌دهد!///جاودانند در آن مادامی که آسمانها است و زمین جز آنچه خواهد پروردگار تو که پروردگار تو کننده است آنچه را خواهد///تا آسمان‌ها و زمین بر جاست در آن ماندگارند؛ مگر آنچه پروردگارت خواسته. بی‌گمان پروردگارت همان را که بخواهد، بی‌چون انجام‌دهنده است. quran_en_fa And those who are blessed shall be in the Garden: They will dwell therein for all the time that the heavens and the earth endure, except as thy Lord willeth: a gift without break. اما نیک بختان [که به توفیق و رحمت خدا سعادت یافته‌اند] تا آسمان‌ها و زمین پابرجاست، در بهشت جاودانه‌اند مگر آنچه را مشیت پروردگارت اقتضا کرده، [بهشت] عطایی قطع ناشدنی و بی پایان است.///اما نیک بختان [که به توفیق و رحمت خدا سعادت یافته‌اند] تا آسمان‌ها و زمین پابرجاست، در بهشت جاودانه‌اند مگر آنچه را مشیت پروردگارت اقتضا کرده، [بهشت] عطایی قطع ناشدنی و بی پایان است.///اما نیکبختان تا آسمانها و زمین باقى هستند در بهشت جاویدان بمانند؛ مگر آنچه پروردگارت بخواهد. عطاى او هیچ منقطع نمى‌شود.///و اما کسانى که نیکبخت شدند، تا آسمان‌ها و زمین برپاست جاودانه در بهشت خواهند بود، مگر آن که پروردگارت بخواهد، که این عطایى قطع ناشدنى است///و اما کسانى که نیکبخت شده‌اند، تا آسمانها و زمین برجاست، در بهشت جاودانند، مگر آنچه پروردگارت بخواهد. [که این‌] بخششى است که بریدنى نیست.///و اما کسانى که خوشبخت شده‌اند، پس تا آسمان‌ها و زمین پابرجاست، در بهشت، جاودانند، مگر آنچه پروردگارت بخواهد. [این] عطایى قطع ناشدنى است.///و اما اهل سعادت هم تمام در بهشت ابد تا آسمان و زمین باقی است مخلدند مگر آنچه مشیت پروردگار تو باشد، که عطایی ابدی و نامقطوع است.///و اما کسانی که نیکبخت شده‌اند پیوسته تا زمانی که آسمانها و زمین وجود دارند، در بهشت‌اند، مگر آنچه پروردگارت بخواهد، و این بخششی است پیوسته‌///اما آنها که خوشبخت و سعادتمند شدند، جاودانه در بهشت خواهند ماند، تا آسمانها و زمین برپاست، مگر آنچه پروردگارت بخواهد! بخششی است قطع نشدنی!///و اما آنان که نیکبخت شدند پس در بهشت جاودانند در آن مادامی که آسمانها و زمین است جز آنچه خواهد پروردگار تو بخششی نابریده یا بیکران‌///و اما کسانی که سعادتمند شدند، تا آسمان‌ها و زمین بر جاست، جاودانه در بهشتند؛ مگر آنچه پروردگارت خواسته. حال آنکه (این) بخششی است ناگسستنی. quran_en_fa Be not then in doubt as to what these men worship. They worship nothing but what their fathers worshipped before (them): but verily We shall pay them back (in full) their portion without (the least) abatement. پس در باطل بودن معبودانی که مشرکان می‌پرستند، شک نداشته باش؛ اینان نمی‌پرستند مگر به همان صورت که پدرانشان پیش از این می‌پرستیدند [و آن پرستشی از روی جهل و بی خردی بود]. و ما سهمشان را [از عذاب] به طور کامل و بی کم و کاست خواهیم داد.///پس در باطل بودن معبودانی که مشرکان می‌پرستند، شک نداشته باش؛ اینان نمی‌پرستند مگر به همان صورت که پدرانشان پیش از این می‌پرستیدند [و آن پرستشی از روی جهل و بی خردی بود]. و ما سهمشان را [از عذاب] به طور کامل و بی کم و کاست خواهیم داد.///از آنچه اینان مى‌پرستند به تردید مباش. جز بدان گونه که پدرانشان پیش از این مى‌پرستیدند، نمى‌پرستند. ما نصیب آنان را بى هیچ کم و کاست ادا خواهیم کرد.///پس در مورد آنچه ایشان مى‌پرستند در تردید مباش. آنها جز مانند آنچه را که پدرانشان قبلا مى‌پرستیدند نمى‌پرستند و ما قطعا بهره‌ى آنها را کامل و بى‌کم و کاست خواهیم داد///پس در باره آنچه آنان [=مشرکان‌] مى‌پرستند در تردید مباش. آنان جز همان گونه که قبلا پدرانشان مى‌پرستیدند، نمى‌پرستند. و ما بهره ایشان را تمام و ناکاسته خواهیم داد.///پس [اى پیامبر!] از آنچه این کفار مى‌پرستند، در شک و تردید مباش، آنها عبادت نمى‌کنند مگر همان‌گونه که قبلا پدرانشان [بت‌ها را] عبادت مى‌کردند، و ما نصیب آنها را به طور کامل و بى‌کم و کاست خواهیم پرداخت.///پس تو شک نداشته باش که اینان عبادت بتها را جز به پیروی و تقلید (جاهلانه) پدرانشان نمی‌کنند و ما آنچه سهم (عذاب) این مشرکان است بی کم و کاست خواهیم داد.///پس از آنچه اینان می‌پرستند، سردرگم مباش، اینان جز به شیوه‌ای که پدرانشان [خدایان و بتان را] می‌پرستیده‌اند، نمی‌پرستند، و ما بازدهنده سهمشان به تمام و کمال و بدون کم و کاست به ایشان هستیم‌///پس شک و تردیدی (در باطل بودن) معبودهایی که آنها می‌پرستند، به خود راه مده! آنها همان‌گونه این معبودها را پرستش می‌کنند که پدرانشان قبلا می‌پرستیدند، و ما نصیب آنان را بی‌کم و کاست خواهیم داد!///پس نباش در تردیدی از آنچه می‌پرستند اینان نمی‌پرستند مگر چنانکه پرستیدند پدران ایشان از پیش و همانا پردازنده‌ایم بدیشان بهره ایشان را ناکاسته‌///پس در (باره‌ی) آنچه آنان [: مشرکان] می‌پرستند، غرق در ژرفای (شک و) تردید مباش. آنان جز همان گونه که از پیش، پدرانشان پرستیدند، نمی‌پرستند. و ما بی‌گمان بهره‌ی ایشان را به‌راستی ناکاسته خواهیم داد. quran_en_fa We certainly gave the Book to Moses, but differences arose therein: had it not been that a word had gone forth before from thy Lord, the matter would have been decided between them, but they are in suspicious doubt concerning it. و به راستی به موسی کتاب دادیم، پس در آن اختلاف شد، و اگر از سوی پروردگارت [به سبب اتمام حجت] مهلتی برای انسان تا اجل معینش مقدر نشده بود، یقینا میانشان [به عذاب] داوری شده بود [و هیچ کس از آنان پس از آن داوری زنده نمی‌ماند] و این یهودی‌ها [ی عصر تو] درباره تورات [که بخشی از آیاتش تحریف شده و پاره‌ای از مطالبش آمیخته با خرافات و قسمتی از نوشته هایش دور از فطرت و غیر قابل اجراست] در تردیدی آمیخته با بدگمانی اند.///و به راستی به موسی کتاب دادیم، پس در آن اختلاف شد، و اگر از سوی پروردگارت [به سبب اتمام حجت] مهلتی برای انسان تا اجل معینش مقدر نشده بود، یقینا میانشان [به عذاب] داوری شده بود [و هیچ کس از آنان پس از آن داوری زنده نمی‌ماند] و این یهودی‌ها [ی عصر تو] درباره تورات [که بخشی از آیاتش تحریف شده و پاره‌ای از مطالبش آمیخته با خرافات و قسمتی از نوشته هایش دور از فطرت و غیر قابل اجراست] در تردیدی آمیخته با بدگمانی اند.///به موسى کتاب دادیم. در آن کتاب اختلاف شد. اگر نه حکمى بود که از پیش از جانب پروردگارت صادر شده بود، میانشان داورى شده بود؛ که ایشان در آن کتاب سخت در تردیدند.///و همانا ما به موسى کتاب [آسمانى‌] دادیم، پس در مورد آن اختلاف شد، و اگر پیش‌تر وعده‌ى [مهلت‌] از جانب خدا صادر نشده بود، حتما میانشان داورى مى‌شد، و همانا ایشان در باره‌ى آن سخت در شک و تردیدند///و به حقیقت، ما به موسى کتاب [آسمانى‌] دادیم، پس در مورد آن اختلاف شد، و اگر از جانب پروردگارت وعده‌اى پیشى نگرفته بود، قطعا میان آنها داورى شده بود، و بى گمان، آنان در باره آن در شکى بهتان‌آمیزند.///و به راستی ما به موسى کتاب دادیم، پس در آن اختلاف شد. و اگر سنت پروردگارت [در مورد تأخیر عذاب کفار] از پیش مقرر نگشته بود، حتما [در همین دنیا] میان آنان داورى و حکم مى‌شد. و این یهودیان درباره‌ی تورات، در تردیدى آمیخته با بدگمانى‌اند.///و محققا ما کتاب تورات را برای موسی فرستادیم آن‌گاه در آن اختلاف کردند، و اگر کلمه سابقه الهی و مشیت ازلی خدا (بر تأخیر عذاب خلق تا قیامت) نبود همانا میان آنها حکم (به عذاب) می‌شد. و این مردم از این گونه وعد و وعیدها همیشه بدگمان و در شکند و بر خود ریب و شبهه می‌کنند.///و به راستی که به موسی کتاب آسمانی دادیم، آنگاه در آن اختلاف پیدا کردند و اگر وعده پروردگارت [به تاخیر حکم و عذاب‌] از پیش مقرر نگشته بود، بین آنان داوری می‌شد، و آنان از آن سخت در شک هستند///ما به موسی کتاب آسمانی دادیم؛ سپس در آن اختلاف شد؛ و اگر فرمان قبلی خدا (در زمینه آزمایش و اتمام حجت بر آنها) نبود، در میان آنان داوری می‌شد! و آنها (هنوز) در شک‌اند، شکی آمیخته به بدگمانی!///و همانا دادیم به موسی کتاب را پس اختلاف شد در آن و اگر نبود سخنی که پیش گرفته است از پروردگار تو هر آینه قضاوت می‌شد میان ایشان و همانا ایشانند در شکی از آن به ریب افکننده‌///به‌درستی، ما به موسی همانا کتاب (آسمانی) دادیم. پس در آن اختلاف شد، و اگر از جانب پروردگارت کلمه‌ای پیشی نگرفته بود، بی‌گمان میان آنان داوری شده بود. و همواره آنان درباره‌ی آن بی‌چون در شکی (با) مستند (ی باطل) می‌باشند. quran_en_fa And, of a surety, to all will your Lord pay back (in full the recompense) of their deeds: for He knoweth well all that they do. و یقینا پروردگارت [پاداش] اعمال همه آنان را [در قیامت] کامل و تمام پرداخت خواهد کرد؛ زیرا او به آنچه انجام می‌دهند، آگاه است.///و یقینا پروردگارت [پاداش] اعمال همه آنان را [در قیامت] کامل و تمام پرداخت خواهد کرد؛ زیرا او به آنچه انجام می‌دهند، آگاه است.///و پروردگار تو پاداش اعمال همه را به تمامى خواهد داد و خدا به کارهایى که مى‌کنند آگاه است.///و قطعا پروردگارت [حاصل‌] اعمال همه را تماما به آنها خواهد داد، [و] او به آنچه مى‌کنند آگاه است///و قطعا پروردگارت [نتیجه‌] اعمال هر یک را به تمام [و کمال‌] به آنان خواهد داد، چرا که او به آنچه انجام مى‌دهند آگاه است.///و قطعا پروردگارت [جزاى] تمام اعمال آنان را به طور کامل خواهد داد. او به آنچه [مردم] عمل مى‌کنند، آگاه است.///و محققا خدای تو همه خلق را به جزای همه اعمالشان می‌رساند، که او بر همه کردار خلق آگاه است.///و بی‌شک پروردگارت حاصل اعمالشان را به تمامی به یکایک آنان می‌دهد، چرا که او به کار و کردارشان آگاه است‌///و پروردگارت اعمال هر یک را بی‌کم و کاست به آنها خواهد داد؛ او به آنچه عمل می‌کنند آگاه است!///و هر کدام را هر آینه بپردازد بدیشان پروردگار تو کردارهای ایشان را همانا او است بدانچه می‌کنند آگاه‌///همانا پروردگارت (نتیجه‌ی) اعمال هر یک را به‌راستی بی‌کم و کاست در آن هنگام (و هنگامه) به آنان خواهد داد. به‌راستی او به آنچه انجام می‌دهند بسی آگاه است. quran_en_fa Therefore stand firm (in the straight Path) as thou art commanded,- thou and those who with thee turn (unto Allah); and transgress not (from the Path): for He seeth well all that ye do. پس همان گونه که فرمان یافته‌ای ایستادگی کن؛ و نیز آنان که همراهت به سوی خدا روی آورده‌اند [ایستادگی کنند] و سرکشی مکنید که او به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///پس همان گونه که فرمان یافته‌ای ایستادگی کن؛ و نیز آنان که همراهت به سوی خدا روی آورده‌اند [ایستادگی کنند] و سرکشی مکنید که او به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///همراه با آنان که با تو رو به خدا کرده‌اند، همچنان که مأمور شده‌اى ثابت‌قدم باش. و طغیان مکنید که او به هر کارى که مى‌کنید بیناست.///پس همان گونه که فرمان یافته‌اى پایدارى کن و نیز هر که با تو رو به سوى خدا آورده است. و سرکشى نکنید که او به آنچه مى‌کنید بیناست///پس، همان گونه که دستور یافته‌اى ایستادگى کن، و هر که با تو توبه کرده [نیز چنین کند]، و طغیان مکنید که او به آنچه انجام مى‌دهید بیناست.///پس [اى پیامبر!] همان‌گونه که مأمور شده‌اى، استوار باش و [نیز] هر کس که با تو، به سوى خدا آمده است، [استوار باشد،] و سرکشى نکنید که او به آنچه مى‌کنید، بیناست.///پس تو چنان که مأموری استقامت و پایداری کن و کسی که با همراهی تو به خدا رجوع کند نیز پایدار باشد، و (هیچ از حدود الهی) تجاوز نکنید که خدا به هر چه شما می‌کنید بصیر و داناست.///پس همچنانکه دستور یافته‌ای پایداری کن و نیز هر کس که با تو روی به سوی خداوند آورده است [چنین کند] و سرکشی مکنید، چرا که او به کار و کردارتان بیناست‌///پس همان‌گونه که فرمان یافته‌ای، استقامت کن؛ و همچنین کسانی که با تو بسوی خدا آمده‌اند (باید استقامت کنند)! و طغیان نکنید، که خداوند آنچه را انجام می‌دهید می‌بیند!///پس پایدار باش چنانکه مأمور شدی و آنان که توبه کردند با تو و سرکشی نکنید که او بدانچه می‌کنید بینا است‌///پس، همان‌گونه که دستور یافته‌ای ایستادگی کن و (نیز) هر که با تو سوی خدا بازگشته استقامت کند. و طغیان مکنید. او به‌راستی به آنچه عمل می‌کنید بسی بیناست. quran_en_fa And incline not to those who do wrong, or the Fire will seize you; and ye have no protectors other than Allah, nor shall ye be helped. و به کسانی که [به آیات خدا، پیامبر و مردم مؤمن] ستم کرده‌اند، تمایل و اطمینان نداشته باشید و تکیه مکنید که آتش [دوزخ] به شما خواهد رسید ودر آن حال شما را جز خدا هیچ سرپرستی نیست، سپس یاری نمی‌شوید.///و به کسانی که [به آیات خدا، پیامبر و مردم مؤمن] ستم کرده‌اند، تمایل و اطمینان نداشته باشید و تکیه مکنید که آتش [دوزخ] به شما خواهد رسید ودر آن حال شما را جز خدا هیچ سرپرستی نیست، سپس یاری نمی‌شوید.///به ستمکاران میل مکنید، که آتش بسوزاندتان. شما را جز خدا هیچ دوستى نیست و کس یاریتان نکند.///و به کسانى که ستم کرده‌اند تمایل نشان ندهید که آتش [دوزخ‌] شما را مى‌گیرد در حالى که غیر از خدا شما را مولا و سرپرستى نیست و آن‌گاه یارى نخواهید شد///و به کسانى که ستم کرده‌اند متمایل مشوید که آتش [دوزخ‌] به شما مى‌رسد، و در برابر خدا براى شما دوستانى نخواهد بود، و سرانجام یارى نخواهید شد.///و به ستمگران تمایل و تکیه نکنید که آتش [عذاب] شما را فرامى‌گیرد. و [در این صورت] براى شما در برابر خداوند، هیچ دوست و سرپرستى نیست، پس [از هیچ ناحیه‌اى] مورد کمک قرار نخواهید گرفت.///و (شما مؤمنان) هرگز نباید با ظالمان همدست و دوست و بدانها دلگرم باشید و گر نه آتش (کیفر آنان) در شما هم خواهد گرفت و در آن حال جز خدا هیچ دوستی نخواهید داشت و هرگز کسی یاری شما نخواهد کرد.///و به ستم‌پیشگان [مشرک‌] گرایش نیابید که آتش دوزخ به شما خواهد رسید و در برابر خداوند سروری ندارید، و یاری نیز نخواهید یافت‌///و بر ظالمان تکیه ننمایید، که موجب می‌شود آتش شما را فرا گیرد؛ و در آن حال، هیچ ولی و سرپرستی جز خدا نخواهید داشت؛ و یاری نمی‌شوید!///و نگروید بسوی آنان که ستم کردند که می‌رسد شما را آتش و نمی‌باشد شما را جز خدا دوستانی و سپس یاری نمی‌شوید///و فراسوی کسانی که ستم کرده‌اند تکیه نزنید، تا (مبادا) آتش به شما (در پی آنان) در رسد، و از غیر خدا برای شما اولیائی نباشد، (که‌) سپس یاری (هم) نشوید. quran_en_fa And establish regular prayers at the two ends of the day and at the approaches of the night: For those things, that are good remove those that are evil: Be that the word of remembrance to those who remember (their Lord): و نماز را در دو طرف روز و ساعات نخستین شب برپا دار، که یقینا نیکی‌ها، بدی‌ها را از میان می‌برند، این برای یادکنندگان تذکر و یاد آوری است.///و نماز را در دو طرف روز و ساعات نخستین شب برپا دار، که یقینا نیکی‌ها، بدی‌ها را از میان می‌برند، این برای یادکنندگان تذکر و یاد آوری است.///نماز بگزار در آغاز و انجام روز و ساعاتى از شب. زیرا نیکیها، بدیها را از میان مى‌برند. این اندرزى است براى اندرزپذیران.///و در دو طرف روز و اوایل شب نماز را برپا دار، که نیکى‌ها بدى‌ها را از بین مى‌برد. این تذکرى براى پند گیرندگان است///و در دو طرف روز [=اول و آخر آن‌] و نخستین ساعات شب نماز را برپا دار، زیرا خوبیها بدیها را از میان مى‌برد. این براى پندگیرندگان، پندى است.///و نماز را در دو طرف روز و اوایل شب به پادار، همانا کارهاى نیکو [همچون نماز]، بدى‌ها را محو مى‌کند. این [فرمان]، تذکرى است براى اهل ذکر.///و نماز را در دو طرف (اول و آخر) روز به پا دار و نیز در ساعات آغازین شب، که البته حسنات و نکوکاریها، سیئات و بدکاریها را نابود می‌سازد، این (نماز یا این سخن که حسنات شما سیئات را محو می‌کند) یادآوریی است برای اهل ذکر و پندی بر مردم آگاه است.///و نماز را در آن سو و این سوی روز و در پاسهایی از شب برپا دار، همانا طاعات گناهان را می‌زدایند، این پندی برای پندگیران است‌///در دو طرف روز، و اوایل شب، نماز را برپا دار؛ چرا که حسنات، سیئات (و آثار آنها را) از بین می‌برند؛ این تذکری است برای کسانی که اهل تذکرند!///و بپای دار نماز را هر دو سر روز و پاره‌هائی از شب همانا خوبیها می‌برند بدیها را این است یادآوردنی برای یادآرندگان‌///و در دو طرف روز [: اول و آخرش] و بخش‌هایی از شب نماز را بر پا بدار. بی‌گمان (این‌گونه) خوبی‌ها، بدی‌ها را از میان می‌برد. این برای یادکنندگان یادواره‌ای است. quran_en_fa And be steadfast in patience; for verily Allah will not suffer the reward of the righteous to perish. و شکیبایی کن که یقینا خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌کند.///و شکیبایی کن که یقینا خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌کند.///صبر کن، زیرا خداوند مزد نیکوکاران را تباه نمى‌سازد.///و صبر کن که خدا پاداش نیکوکاران را ضایع نمى‌کند///و شکیبا باش که خدا پاداش نیکوکاران را ضایع نمى‌گرداند.///و پایدار باش، که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمى‌کند.///و صبر کن که خدا هرگز اجر نیکوکاران را ضایع نگذارد.///و شکیبایی پیشه کن که خداوند پاداش نیکوکاران را فرو نمی‌گذارد///و شکیبایی کن، که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نخواهد کرد!///و صبر کن که خدا تباه نکند پاداش نکوکاران را///و شکیبایی کن. پس خدا بی‌چون پاداش نیکوکاران را ضایع نمی‌گرداند. quran_en_fa Why were there not, among the generations before you, persons possessed of balanced good sense, prohibiting (men) from mischief in the earth - except a few among them whom We saved (from harm)? But the wrong-doers pursued the enjoyment of the good things of life which were given them, and persisted in sin. پس چرا در میان امت هایی که پیش از شما بودند، مصلحانی دلسوز نبودند که [مردم را] از فساد در زمین بازدارند؟ مگر اندکی که [به سبب بازداشتن مردم از فساد] نجاتشان دادیم. و آنان که ستم کردند، دنباله رو [و دل بسته] چیزی از نعمت و ثروت شدند [که در آن به سرکشی و طغیان افتادند] و آنان گنهکار بودند.///پس چرا در میان امت هایی که پیش از شما بودند، مصلحانی دلسوز نبودند که [مردم را] از فساد در زمین بازدارند؟ مگر اندکی که [به سبب بازداشتن مردم از فساد] نجاتشان دادیم. و آنان که ستم کردند، دنباله رو [و دل بسته] چیزی از نعمت و ثروت شدند [که در آن به سرکشی و طغیان افتادند] و آنان گنهکار بودند.///چرا در میان مردمانى که پیش از شما بودند -جز اندکى که از آن میان نجاتشان دادیم- خردمندانى نبودند تا مردمان را از فسادکردن در زمین باز دارند؟ ظالمان از پى آسودگى و لذات دنیوى رفتند و گنهکار بودند.///از چه رو در میان نسل‌هاى پیش از شما خردمندانى نبودند که [مردم را] از فساد در زمین نهى کنند [تا گرفتار عذاب نشوند]؟ جز اندکى از کسانى از آنها که نجاتشان دادیم (پیامبران و پیروانشان). و کسانى که ستم کردند، [طبعا] به دنبال رفاه و خوشگذرانى رفتند و اهل///پس چرا از نسلهاى پیش از شما خردمندانى نبودند که [مردم را] از فساد در زمین باز دارند؟ جز اندکى از کسانى که از میان آنان نجاتشان دادیم. و کسانى که ستم کردند به دنبال ناز و نعمتى که در آن بودند رفتند، و آنان بزهکار بودند.///پس چرا در قرن‌های قبل از شما، صاحبان علم و قدرتى نبودند تا مردم را از فساد در زمین بازدارند؟ مگر گروه کمى از کسانى که از میان آنان نجاتشان دادیم. و ستمگران، دنباله‌رو و دلبسته‌ى مال و مقامى شدند که در آن مست و سرکش شده بودند. و آنان مردمى مجرم و گناهکار بودند.///پس چرا در امم گذشته مردمی با عقل و ایمان وجود نداشت که (خلق را) از فساد و اعمال زشت نهی کنند مگر عده قلیلی که نجاتشان دادیم، و ستمکاران از پی تعیش به نعمتهای دنیوی رفتند و مردمی فاسق بدکار بودند.///از چه رو در میان اقوامی که پیش از شما بودند خردمندانی نبودند که از فساد در روی زمین نهی کنند، مگر گروهی اندک از کسانی که نجاتشان داده بودیم، و ستم‌پیشگان [مشرک‌] دل در ناز و نعمتی که یافته بودند، بستند، و گنهکار بودند///چرا در قرون (و اقوام) قبل از شما، دانشمندان صاحب قدرتی نبودند که از فساد در زمین جلوگیری کنند؟! مگر اندکی از آنها، که نجاتشان دادیم! و آنان که ستم می‌کردند، از تنعم و کامجوئی پیروی کردند؛ و گناهکار بودند (و نابود شدند)!///پس چرا نبود از قرنهای پیش از شما بازماندگانی که نهی کنند از تباه‌کاری در زمین مگر کمی از آنان که نجات دادیم از ایشان و پیروی کردند ستمگران آنچه را کامرانی نمودند در آن و شدند بزهکاران‌///پس چرا از نسل‌های پیش از شما نگهبانانی نبودند که (مکلفان را) از فساد در زمین باز دارند؟ جز اندکی از کسانی از میان آنان که نجاتشان دادیم. و کسانی که ستم کردند از آنچه ناز و نعمت - که در ژرفای آن غرق بودند - پیروی کردند، در حالی‌که (از) بزهکاران بوده‌اند. quran_en_fa Nor would thy Lord be the One to destroy communities for a single wrong-doing, if its members were likely to mend. و پروردگارت بر آن نبوده است که شهرهایی را در حالی که مردمش درست کارند، ظالمانه هلاک کند.///و پروردگارت بر آن نبوده است که شهرهایی را در حالی که مردمش درست کارند، ظالمانه هلاک کند.///پروردگار تو هیچ قریه‌اى را که مردمش نیکوکار باشند به ستم هلاک نخواهد ساخت.///و از سنت خداى تو نبوده است که شهرها را در حالى که مردمش اصلاحگرند به ستم هلاک کند///و پروردگار تو [هرگز] بر آن نبوده است که شهرهایى را که مردمش اصلاحگرند، به ستم هلاک کند.///و پروردگارت بر آن نبوده است که آبادى‌هایى را که مردمش اصلاح‌گرند، به ظلم و ستم هلاک کند.///و خدا بر آن نیست که هیچ قومی و هیچ اهل دیاری را در صورتی که آنها مصلح و نیکوکار باشند به ظلم هلاک کند.///و پروردگار تو شهرها را در حالی که مردمانش صالح باشند، ستمگرانه نابود نمی‌کند///و چنین نبود که پروردگارت آبادیها را بظلم و ستم نابود کند در حالی که اهلش در صدد اصلاح بوده باشند!///و نیست پروردگار تو که بکشد شهرها را به ستم و مردمان آنهایند اصلاح‌کنندگان (درست‌کاران)///و پروردگارت (هرگز) بر آن نبوده است که مجتمع‌ها را که مردمش اصلاح‌گرانند، به اندک ستمی هلاک (شان) کند. quran_en_fa If thy Lord had so willed, He could have made mankind one people: but they will not cease to dispute. اگر پروردگارت می‌خواست یقینا تمام مردم را [از روی اجبار، در مسیر هدایت] امت واحدی قرار می‌داد، [ولی نخواست به همین سبب] همواره [در امر دین] در اختلاف اند.///اگر پروردگارت می‌خواست یقینا تمام مردم را [از روی اجبار، در مسیر هدایت] امت واحدی قرار می‌داد، [ولی نخواست به همین سبب] همواره [در امر دین] در اختلاف اند.///و اگر پروردگار تو خواسته بود، همه مردم را یک امت کرده بود، ولى همواره گونه‌گون خواهند بود؛///و اگر پروردگار تو مى‌خواست، همه مردم را [به اجبار] یک امت [و بر یک دین‌] قرار مى‌داد، و حال آن که آنها همواره در اختلافند///و اگر پروردگار تو مى‌خواست، قطعا همه مردم را امت واحدى قرار مى‌داد، در حالى که پیوسته در اختلافند،///و اگر پروردگارت مى‌خواست، همه‌ى مردم را [با اجبار]، یک امت واحده [و داراى یک عقیده‌] قرارمى‌داد، در حالى که همچنان اختلاف مى‌ورزند.///و اگر خدای تو می‌خواست همه (ملل و مذاهب) خلق را یک امت می‌گردانید و لیکن دائم با هم در اختلاف خواهند بود.///و اگر پروردگارت می‌خواست مردم را امت یگانه‌ای قرار می‌داد، ولی همچنان اختلاف می‌ورزند///و اگر پروردگارت می‌خواست، همه مردم را یک امت (بدون هیچ گونه اختلاف) قرار می‌داد؛ ولی آنها همواره مختلفند …///و اگر می‌خواست پروردگار تو هر آینه می‌گردانید مردم را یک ملت و پیوسته اختلاف‌کنندگان باشند///و اگر پروردگارت می‌خواست، همه‌ی مردمان را همواره امت یگانه‌ای، یکسان (در تشریع و تکوین و عقاید و اعمالشان) قرار می‌داد؛ حال آنکه پیوسته در اختلافند. quran_en_fa Except those on whom thy Lord hath bestowed His Mercy: and for this did He create them: and the Word of thy Lord shall be fulfilled: "I will fill Hell with jinns and men all together." مگر کسانی که پروردگارت به آنان رحم کرده و به همین سبب آنان را آفریده است. و فرمان حتمی پروردگارت تحقق یافت که همانا دوزخ را از همه جن و انس [که راه کفر و عناد را برگزیدند] پر خواهم کرد.///مگر کسانی که پروردگارت به آنان رحم کرده و به همین سبب آنان را آفریده است. و فرمان حتمی پروردگارت تحقق یافت که همانا دوزخ را از همه جن و انس [که راه کفر و عناد را برگزیدند] پر خواهم کرد.///مگر آنهایى که پروردگارت بر آنها رحمت آورده و آنها را براى همین بیافریده است. و سخن پروردگار تو بر این مقرر شده که: جهنم را از همه جن و انس انباشته مى‌کنم.///مگر کسى که پروردگارت به او مرحمتى کند، و براى همین آنان را خلق کرده است، و سخن پروردگارت بر این رفته است که حتما جهنم را از جن و انس [نافرمان‌] یکسره پر خواهم کرد///مگر کسانى که پروردگار تو به آنان رحم کرده، و براى همین آنان را آفریده است. و وعده پروردگارت [چنین‌] تحقق پذیرفته است [که:] «البته جهنم را از جن و انس یکسره پر خواهم کرد.»///مگر کسى که پروردگارت به او رحم کند، و براى همین [رحمت،] مردم را آفرید. و فرمان پروردگارت صادر شده که دوزخ را از جن و انس پر خواهد کرد.///مگر آن کس که خدای تو بر او رحم آورد و برای همین آفریدشان، و کلمه (قهر) خدای تو به حتم و لزوم پیوست که فرموده دوزخ را از کافران جن و انس پر خواهم ساخت.///مگر کسانی که خداوند [بر آنان‌] رحمت آورد، و برای همین آنان را آفریده است، وعده پروردگارت [چنین‌] سرانجام گرفته است که جهنم را همه از جن و انس آکنده خواهم ساخت‌///مگر کسی را که پروردگارت رحم کند! و برای همین (پذیرش رحمت) آنها را آفرید! و فرمان پروردگارت قطعی شده که: جهنم را از همه (سرکشان و طاغیان) جن و انس پر خواهم کرد!///مگر آنکه رحم کند پروردگار تو و برای این بیافریدستشان و تمام شد سخن پروردگار تو که همانا پر سازم دوزخ را از جنیان و مردم همگی‌///مگر کسانی که پروردگارت به آنان رحم کرده و برای همین (رحم هم) آنان را آفریده. و کلمه‌ی پروردگارت (این‌گونه) تمامیت یافته است (که): «همواره جهنم را از همه‌ی جن و انس بی‌چون پر خواهم کرد.» quran_en_fa All that we relate to thee of the stories of the messengers,- with it We make firm thy heart: in them there cometh to thee the Truth, as well as an exhortation and a message of remembrance to those who believe. و هر سرگذشتی از سرگذشت‌های [پندآموز] پیامبران را که برایت می‌خوانیم، حقیقتی است که دل تو را به آن پابرجا و استوار کنیم، و برای تو در این سرگذشت‌ها حق و برای بهره بردن مؤمنان پند و تذکری آمده است.///و هر سرگذشتی از سرگذشت‌های [پندآموز] پیامبران را که برایت می‌خوانیم، حقیقتی است که دل تو را به آن پابرجا و استوار کنیم، و برای تو در این سرگذشت‌ها حق و برای بهره بردن مؤمنان پند و تذکری آمده است.///هر خبرى از اخبار پیامبران را برایت حکایت مى‌کنیم تا تو را قویدل گردانیم. و در این کتاب بر تو سخن حق، و براى مؤمنان موعظه و اندرز نازل شده است.///و هر کدام از سرگذشت‌هاى پیامبران را که بر تو حکایت مى‌کنیم، چیزى است که دلت را بدان استوار مى‌گردانیم، و در این [سرگذشت‌ها] حق براى تو آمده و مؤمنان را اندرز و تذکرى است///و هر یک از سرگذشتهاى پیامبران [خود] را که بر تو حکایت مى‌کنیم، چیزى است که دلت را بدان استوار مى‌گردانیم، و در اینها حقیقت براى تو آمده، و براى مؤمنان اندرز و تذکرى است.///و هر یک از سرگذشت پیامبران، که براى تو بازگو کردیم، چیزى است که دلت را بدان محکم گردانیم، و در این [اخبار]، براى تو حقایق و براى اهل ایمان، پند و تذکرى آمده است.///و ما از همه این حکایات و اخبار انبیا بر تو بیان می‌کنیم از آنچه که قلب تو را به آن قوی و استوار گردانیم، و در این شرح حال رسولان آنچه حق و صواب است بر تو آمده و اهل ایمان را نیز پند و عبرت و تذکر باشد.///و یکایک اخبار پیامبران را بر تو می‌خوانیم، همانچه به آن دل تو را استوار می‌داریم، و در این [سوره‌] حق و موعظه و تذکری برای مؤمنان بر تو نازل شده است‌///ما از هر یک از سرگذشتهای انبیا برای تو بازگو کردیم، تا به وسیله آن، قلبت را آرامش بخشیم؛ و اراده‌ات قوی گردد. و در این (اخبار و سرگذشتها،) برای تو حق، و برای مؤمنان موعظه و تذکر آمده است.///و هر کدام را خوانیم بر تو از داستانهای پیمبران آنچه استوار داریم بدان دلت را و بیامده است تو را در این حق و اندرزی و یادآوردنی برای مؤمنان‌///و از هر یک، از اخبار مهم پیامبران (خود) را بر تو حکایت می‌کنیم- آنچه که دل فروزانت را بدان استوار می‌گردانیم- و در این (جهان همه‌ی) حقیقت برای تو آمده، و برای مؤمنان اندرز و یادواره‌ای بزرگ است. quran_en_fa Say to those who do not believe: "Do what ever ye can: We shall do our part; و به کسانی که ایمان نمی‌آورند، بگو: به اندازه قدرتتان عمل کنید، و ما هم [بی تردید به وظایف الهی خود] عمل می‌کنیم.///و به کسانی که ایمان نمی‌آورند، بگو: به اندازه قدرتتان عمل کنید، و ما هم [بی تردید به وظایف الهی خود] عمل می‌کنیم.///به کسانى که ایمان نمى‌آورند بگو: شما به هرسان که خواهید عمل کنید، ما نیز عمل مى‌کنیم.///و به کسانى که ایمان نمى‌آورند بگو: با هر امکانى که دارید عمل کنید که ما هم عمل خواهیم کرد///و به کسانى که ایمان نمى‌آورند بگو: «بر حسب امکانات خود عمل کنید که ما [هم‌] عمل خواهیم کرد.»///و به کسانى که ایمان نمى‌آورند، بگو: «هرچه در توان دارید، انجام دهید، ما نیز انجام مى‌دهیم.///و با آنان که ایمان نمی‌آورند بگو که شما هر چه بتوانید به زشتکاری و معصیت خدا بپردازید ما هم به کار اطاعت مشغول خواهیم بود.///و به نامؤمنان بگو هر چه می‌توانید بکنید که ما نیز می‌کنیم‌///و به آنها که ایمان نمی‌آورند، بگو: «هر چه در قدرت دارید، انجام دهید! ما هم انجام می‌دهیم!///بگو بدانان که ایمان نمی‌آورند عمل کنید بر توانائی خویش که مائیم عمل‌کنندگان‌///و به کسانی که ایمان نمی‌آورند بگو: «بر حسب امکان و توانتان عمل کنید، که ما (هم بر حسب امکان و توانمان) بی‌گمان عمل‌کننده‌ایم.» quran_en_fa "And wait ye! We too shall wait." و [به خاطر اعمال ناهنجارتان] به انتظار [عذاب] بمانید که ما هم [عذاب شما را] منتظریم.///و [به خاطر اعمال ناهنجارتان] به انتظار [عذاب] بمانید که ما هم [عذاب شما را] منتظریم.///شما انتظار بکشید ما نیز منتظر مى‌مانیم.///و منتظر باشید که ما نیز منتظریم/// «و منتظر باشید که ما [نیز] منتظر خواهیم بود.»///و شما در انتظار باشید، ما هم منتظریم»///و شما (جزای کردار خود را) منتظر باشید ما هم (پاداش عمل خود را از حق) منتظریم.///و منتظر باشید که ما نیز منتظریم‌///و انتظار بکشید! ما هم منتظریم!///و منتظر باشید که مائیم منتظران‌///«و منتظر باشید که ما (نیز) حتما منتظرانیم.» quran_en_fa To Allah do belong the unseen (secrets) of the heavens and the earth, and to Him goeth back every affair (for decision): then worship Him, and put thy trust in Him: and thy Lord is not unmindful of aught that ye do. نهان آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره دانش خداست، همه کارها به او باز گردانده می‌شود؛ پس او را بندگی کن و بر او توکل داشته باش، و پروردگارت از آنچه انجام می‌دهید، بی خبر نیست.///نهان آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره دانش خداست، همه کارها به او باز گردانده می‌شود؛ پس او را بندگی کن و بر او توکل داشته باش، و پروردگارت از آنچه انجام می‌دهید، بی خبر نیست.///و از آن خداست نهان آسمانها و زمین و به او بازگردانده مى‌شود همه کارها. او را بپرست و بر او توکل کن که پروردگارت از آنچه به جاى مى‌آورید غافل نیست.///و نهان آسمان‌ها و زمین از آن خداست، و تمام کارها [سر انجام‌] به او بازگردانده مى‌شود. پس او را پرستش کن و بر او توکل نماى، و پروردگار تو از آنچه مى‌کنید غافل نیست///و نهان آسمانها و زمین از آن خداست، و تمام کارها به او بازگردانده مى‌شود؛ پس او را پرستش کن و بر او توکل نماى، و پروردگار تو از آنچه انجام مى‌دهید غافل نیست.///و نهان آسمان و زمین تنها براى خداوند است و تمام امور به او بازگردانده مى‌شود. پس بنده‌ى او باش و بر او توکل کن. و پروردگارت از عملکرد شما غافل نیست.///و هر چه در آسمانها و زمین پنهان است همه برای خداست و امور عالم همه به خدا بازگردانده می‌شود (و به دست قدرت اوست)، او را بپرست و بر او توکل کن، و پروردگار تو از آنچه می‌کنید غافل نیست.///و علم غیب آسمانها و زمین از آن خداوند است و همه کارها به سوی او باز گردانده می‌شود، پس او را بپرست و بر او توکل کن و پروردگارت از کار و کردارتان غافل نیست‌///و (آگاهی از) غیب (و اسرار نهان) آسمانها و زمین، تنها از آن خداست؛ و همه کارها به سوی او بازمی‌گردد! پس او را پرستش کن! و بر او توکل نما! و پروردگارت از کارهایی که می‌کنید، هرگز غافل نیست!///و خدای را است ناپیدای آسمانها و زمین و بسوی او بازگردانیده شود امر همه آن پس او را پرستش کن و بر او توکل کن و نیست پروردگار تو غافل از آنچه می‌کنید///و نهان آسمان‌ها و زمین تنها از آن خداست و همه چیز و همه کار و هر فرمان تنها سوی او باز گردانده می‌شود؛ پس او را پرستش کن و بر او توکل نمای. و پروردگارت از آنچه می‌کنید غافل نیست. quran_en_fa A. L. R. These are the symbols (or Verses) of the perspicuous Book. الر این است آیات کتاب روشنگر.///الر این است آیات کتاب روشنگر.///الف، لام، را. اینهاست آیات کتاب روشنگر.///الف، لام، را. اینها آیات کتاب روشنگر است///الف، لام، راء. این است آیات کتاب روشنگر.///الف، لام، را. این است آیات کتاب روشنگر.///الر (این حروف مقطعه رموز خدا و رسول است) این است آیات کتاب الهی که حقایق را آشکار می‌سازد.///الر الف لام راء اینها آیات کتاب روشنگر است‌///الر، آن آیات کتاب آشکار است!///این است آیتهای کتاب آشکارا///الر. این‌ها آیات (آن) کتاب روشنگر است. quran_en_fa We have sent it down as an Arabic Qur'an, in order that ye may learn wisdom. ما آن را قرآنی به زبان عربی نازل کردیم تا شما [درباره حقایق، مفاهیم، اشارات و لطایفش] تعقل کنید.///ما آن را قرآنی به زبان عربی نازل کردیم تا شما [درباره حقایق، مفاهیم، اشارات و لطایفش] تعقل کنید.///ما قرآنى عربى نازلش کرده‌ایم، باشد که شما دریابید.///ما آن را قرآنى عربى نازل کردیم، باشد که شما بیندیشید///ما آن را قرآنى عربى نازل کردیم، باشد که بیندیشید.///ما آن را قرآنى عربى [و فصیح و گویا] نازل کردیم، تا مگر بیندیشید.///این قرآن مجید را ما به عربی فصیح فرستادیم، باشد که شما (به تعلیمات او) عقل و هوش یابید.///ما آن را به صورت قرآنی عربی [و روشن‌] نازل کردیم، باشد که اندیشه کنید///ما آن را قرآنی عربی نازل کردیم، شاید شما درک کنید (و بیندیشید)!///همانا فرستادیمش خواندنیی به زبان تازی شاید بخرد یابید///ما بی‌گمان آن را قرآنی روشن‌بیان نازل کردیم، شاید شما (آن را) دریابید. quran_en_fa We do relate unto thee the most beautiful of stories, in that We reveal to thee this (portion of the) Qur'an: before this, thou too was among those who knew it not. ما بهترین داستان را با وحی کردن این قرآن بر تو می‌خوانیم و تو یقینا پیش از آن از بی خبران [نسبت به این بهترین داستان] بودی.///ما بهترین داستان را با وحی کردن این قرآن بر تو می‌خوانیم و تو یقینا پیش از آن از بی خبران [نسبت به این بهترین داستان] بودی.///با این قرآن که به تو وحى کرده‌ایم، بهترین داستان را برایت حکایت مى‌کنیم، که تو از این پیش از بى‌خبران بوده‌اى.///ما بهترین سرگذشت را به موجب این قرآن که به تو وحى کردیم بر تو حکایت مى‌کنیم، و تو بى‌تردید پیش از آن از بى‌خبران بودى///ما نیکوترین سرگذشت را به موجب این قرآن که به تو وحى کردیم، بر تو حکایت مى‌کنیم، و تو قطعا پیش از آن از بى‌خبران بودى.///[اى پیامبر!] ما با وحى این قرآن به تو، بهترین داستان‌ها را برایت حکایت مى‌کنیم، در حالى که پیش از این، از آن آگاه نبودى.///ما به بهترین روش به وحی این قرآن بر تو حکایت می‌کنیم و تو پیش از این وحی هیچ از آن آگاه نبودی.///ما بهترین داستانسرایی را با وحی فرستادن همین قرآن بر تو می‌خوانیم و بی‌گمان پیش از آن از بی‌خبران بودی‌///ما بهترین سرگذشتها را از طریق این قرآن -که به تو وحی کردیم- بر تو بازگو می‌کنیم؛ و مسلما پیش از این، از آن خبر نداشتی!///ما می‌خوانیم بر تو بهترین داستانها را بدانچه وحی فرستادیم بسوی تو این قرآن را و هر چند بوده‌ای پیش از آن از غافلان‌///ما نیکوترین برش‌های پیگیر تاریخی را به موجب این قرآن -که به تو وحی کردیم- بر تو حکایت می‌کنیم‌؛ و گرچه پیش از آن همانا از غافلان بوده‌ای. quran_en_fa Behold! Joseph said to his father: "O my father! I did see eleven stars and the sun and the moon: I saw them prostrate themselves to me!" [یاد کن] آن گاه که یوسف به پدرش گفت: پدرم! من در خواب دیدم یازده ستاره و خورشید و ماه برایم سجده کردند!///[یاد کن] آن گاه که یوسف به پدرش گفت: پدرم! من در خواب دیدم یازده ستاره و خورشید و ماه برایم سجده کردند!///آنگاه که یوسف به پدر خود گفت: اى پدر، من در خواب یازده ستاره و خورشید و ماه دیدم، دیدم که سجده‌ام مى‌کنند،///[یاد کن‌] زمانى را که یوسف به پدرش گفت: اى پدر! همانا من در خواب یازده ستاره را با خورشید و ماه دیدم، آنها را دیدم که براى من سجده مى‌کنند. انى رأیت: اى پدر من! همانا من دیدم. رأیت (رأى): دیدم. احد عشر کوکبا: یازده ستاره. ساجدین جمع ساجد: سجده کنان./// [یاد کن‌] زمانى را که یوسف به پدرش گفت: «اى پدر، من [در خواب‌] یازده ستاره را با خورشید و ماه دیدم. دیدم [آنها] براى من سجده مى‌کنند.»///آن­گاه که یوسف به پدرش گفت: «پدر! من [درخواب] دیدم که یازده ستاره، و خورشید و ماه در برابرم سجده مى‌کنند.»///(اکنون متذکر شو خواب یوسف را) آن‌گاه که یوسف به پدر خود گفت: ای پدر در عالم رؤیا دیدم که یازده ستاره و خورشید و ماه مرا سجده می‌کردند.///چنین بود که یوسف به پدرش گفت پدر جان من در خواب یازده ستاره دیدم، و خورشید و ماه را، دیدم که به من سجده می‌کنند///(به خاطر بیاور) هنگامی را که یوسف به پدرش گفت: «پدرم! من در خواب دیدم که یازده ستاره، و خورشید و ماه در برابرم سجده می‌کنند!»///هنگامی که گفت یوسف به پدر خود ای پدر من همانا در خواب دیدم یازده ستاره و مهر و ماه را دیدمشان برایم سجده‌کنندگان‌///هنگامی که یوسف به پدرش گفت: «پدرم! (در خواب) یازده ستاره را با خورشید و ماه دیدم. آنان را دیدم (که) برای من (به محضر خدا) در حال سجده‌اند.» quran_en_fa Said (the father): "My (dear) little son! relate not thy vision to thy brothers, lest they concoct a plot against thee: for Satan is to man an avowed enemy! [پدر] گفت: ای پسرک من! خواب خود را برای برادرانت مگو که نقشه‌ای خطرناک بر ضد تو به کار می‌بندند، بدون شک شیطان برای انسان دشمنی آشکار است.///[پدر] گفت: ای پسرک من! خواب خود را برای برادرانت مگو که نقشه‌ای خطرناک بر ضد تو به کار می‌بندند، بدون شک شیطان برای انسان دشمنی آشکار است.///گفت: اى پسر کوچکم، خوابت را براى برادرانت حکایت مکن، که تو را حیله‌اى مى‌اندیشند. زیرا شیطان آدمیان را دشمنى آشکار است.///[یعقوب‌] گفت: اى پسرک من! خوابت را براى برادرانت حکایت مکن که براى تو حیله‌اى مى‌اندیشند همانا شیطان براى انسان دشمنى آشکار است/// [یعقوب‌] گفت: «اى پسرک من، خوابت را براى برادرانت حکایت مکن که براى تو نیرنگى مى‌اندیشند، زیرا شیطان براى آدمى دشمنى آشکار است.///[پدر] گفت: «پسر عزیزم! خوابت را براى برادرانت بازگو مکن، که برایت نقشه‌اى [خطرناک] مى‌کشند. بى‌گمان شیطان، دشمنى آشکار براى انسان است.///یعقوب گفت: ای فرزند عزیز، زنهار خواب خود را بر برادران حکایت مکن که (به اغوای شیطان) بر تو مکر (و حسد) خواهند ورزید، زیرا دشمنی شیطان بر آدمی بسیار آشکار است.///[یعقوب‌] گفت فرزندم خوابت را برای برادرانت بازگو مکن که در حقت بدسگالی می‌کنند، چرا که شیطان دشمن آشکار انسان است‌///گفت: «فرزندم! خواب خود را برای برادرانت بازگو مکن، که برای تو نقشه (خطرناکی) می‌کشند؛ چرا که شیطان، دشمن آشکار انسان است!///گفت ای فرزند من فرونخوان خواب خویش را بر برادرانت تا برایت نیرنگی کنند همانا شیطان است برای انسان دشمنی آشکار///(یعقوب) گفت: «ای پسرک من! خوابت را برای برادرانت حکایت مکن تا برای تو نیرنگی اندیشند. شیطان بی‌امان برای انسان دشمنی آشکارگر است.» quran_en_fa "Thus will thy Lord choose thee and teach thee the interpretation of stories (and events) and perfect His favour to thee and to the posterity of Jacob - even as He perfected it to thy fathers Abraham and Isaac aforetime! for Allah is full of knowledge and wisdom." و این چنین پروردگارت تو را برمی گزیند و از تفسیر خواب‌ها به تو می‌آموزد، و نعمتش را بر تو و بر آل یعقوب تمام می‌کند، چنانکه پیش از این بر پدرانت ابراهیم و اسحاق تمام کرد؛ یقینا پروردگارت دانا و حکیم است.///و این چنین پروردگارت تو را برمی گزیند و از تفسیر خواب‌ها به تو می‌آموزد، و نعمتش را بر تو و بر آل یعقوب تمام می‌کند، چنانکه پیش از این بر پدرانت ابراهیم و اسحاق تمام کرد؛ یقینا پروردگارت دانا و حکیم است.///و بدین سان پروردگارت تو را برمى‌گزیند و تعبیر خواب مى‌آموزد و همچنان که نعمت خود را پیش از این بر پدران تو ابراهیم و اسحاق تمام کرده بود بر تو و خاندان یعقوب هم تمام مى‌کند، که پروردگارت دانا و حکیم است.///و این گونه، پروردگارت تو را بر مى‌گزیند و از تعبیر خواب‌ها به تو مى‌آموزد و نعمتش را بر تو و بر خاندان یعقوب تمام مى‌کند، همان گونه که قبلا بر پدران تو ابراهیم و اسحاق تمام کرد. همانا پروردگار تو داناى حکیم است///و این چنین، پروردگارت تو را برمى‌گزیند، و از تعبیر خوابها به تو مى‌آموزد، و نعمتش را بر تو و بر خاندان یعقوب تمام مى‌کند، همان گونه که قبلا بر پدران تو، ابراهیم و اسحاق، تمام کرد. در حقیقت، پروردگار تو داناى حکیم است.///و پروردگارت، این­گونه تو را برمى‌گزیند، و از [دانش] تعبیر خواب به تو مى‌آموزد و نعمتش را بر تو و بر خاندان یعقوب تمام مى‌کند، چنان که پیش از این بر پدرانت ابراهیم و اسحاق تمام کرد. همانا پروردگارت داناى حکیم است.»///و این (تعبیر خواب تو) چنین است که خدا تو را برگزیند و از علم تأویل خوابها بیاموزد و نعمت و لطفش را در حق تو و آل یعقوب مانند پدرانت ابراهیم و اسحاق تمام گرداند، که خدای تو دانا و حکیم است.///و بدین‌سان پروردگارت تو را برمی‌گزیند و به تو تعبیر خواب می‌آموزد و نعمتش را بر تو و بر آل یعقوب به کمال می‌رساند، همچنانکه در گذشته بر پدرانت ابراهیم و اسحاق به کمال رسانده بود، بی‌گمان پروردگارت دانای فرزانه است‌///و این گونه پروردگارت تو را برمی‌گزیند؛ و از تعبیر خوابها به تو می‌آموزد؛ و نعمتش را بر تو و بر خاندان یعقوب تمام و کامل می‌کند، همان‌گونه که پیش از این، بر پدرانت ابراهیم و اسحاق تمام کرد؛ به یقین، پروردگار تو دانا و حکیم است!»///و بدینسان برگزیند تو را پروردگار تو و بیاموزدت از تعبیر خوابها و تمام کند نعمتش را بر تو و بر خاندان یعقوب چنان که تمام کرد آن را بر پدران تو از پیش ابراهیم و اسحق همانا پروردگار تو است دانای حکیم‌///«و این چنین، پروردگارت تو را بر می‌گزیند و برخی از تعبیر حوادث و خواب‌ها را به تو می‌آموزد، و نعمتش را بر تو و بر خاندان یعقوب به اتمام می‌رساند، همان‌گونه که از پیش بر پدرانت، ابراهیم و اسحاق، به اتمام رسانید. به‌راستی، پروردگارت بس دانایی حکیم است.» quran_en_fa Verily in Joseph and his brethren are signs (or symbols) for seekers (after Truth). بی تردید [در داستان] یوسف و برادرانش نشانه هایی [از ربوبیت، رحمت و لطف خدا] برای مردم کنجکاو است.///بی تردید [در داستان] یوسف و برادرانش نشانه هایی [از ربوبیت، رحمت و لطف خدا] برای مردم کنجکاو است.///در داستان یوسف و برادرانش براى آنان که از آن پرسیده‌اند عبرتهاست.///به راستى در ماجراى یوسف و برادرانش براى سؤال کنندگان عبرت‌هاست///به راستى در [سرگذشت‌] یوسف و برادرانش براى پرسندگان عبرتهاست.///بى‌تردید در [داستان] یوسف و برادرانش، نشانه‌ها [و عبرت­ها] یى براى اهل [تحقیق و] پرسش است.///همانا در حکایت یوسف و برادرانش برای دانش طلبان و اهل تحقیق عبرت و حکمت بسیار مندرج است.///به راستی در داستان یوسف و برادرانش برای پرسندگان عبرتهاست‌///در (داستان) یوسف و برادرانش، نشانه‌ها (ی هدایت) برای سؤال‌کنندگان بود!///همانا در یوسف و برادرانش آیتهائی است برای پرسش‌کنندگان‌///به‌راستی و درستی در (سرگذشت) یوسف و برادرانش برای پرسندگان نشانه‌هایی بوده‌است. quran_en_fa They said: "Truly Joseph and his brother are loved more by our father than we: But we are a goodly body! really our father is obviously wandering (in his mind)! [یاد کن] هنگامی را که برادران گفتند: با اینکه ما گروهی نیرومندیم، یوسف و برادرش نزد پدرمان از ما محبوب ترند، و قطعا پدرمان در اشتباه روشن و آشکاری است.///[یاد کن] هنگامی را که برادران گفتند: با اینکه ما گروهی نیرومندیم، یوسف و برادرش نزد پدرمان از ما محبوب ترند، و قطعا پدرمان در اشتباه روشن و آشکاری است.///آنگاه که گفتند: یوسف و برادرش نزد پدرمان محبوب‌تر از ما هستند، حال آنکه ما خود گروهى نیرومندیم. پدرمان در گمراهى آشکارى است.///آن‌گاه که گفتند: یوسف و برادرش نزد پدرمان با آن که ما جمعى نیرومند هستیم محبوب‌ترند. قطعا پدر ما در گمراهى آشکارى است///هنگامى که [برادران او] گفتند: «یوسف و برادرش نزد پدرمان از ما -که جمعى نیرومند هستیم- دوست‌داشتنى‌ترند. قطعا پدر ما در گمراهى آشکارى است.»///آن­گاه که [برادران او] گفتند: «یوسف و برادرش [بنیامین] نزد پدرمان از ما محبوب‌ترند. در حالى که ما مردانی نیرومندیم.» بی‌تردید پدرمان [در این مهرورزی] در اشتباهی روشن است.»///(پس حکایت را بر امت بگو) هنگامی که برادران یوسف گفتند ما با آنکه چندین برادر نیرومندیم پدر چنان دلبسته یوسف و برادر اوست که آنها را تنها بیش از همه ما برادران دوست می‌دارد، همانا ضلالت پدرمان (در حب یوسف) نیک پدیدار است.///چنین بود که گفتند یوسف و برادرش [برادر ابوینی او] از ما نزد پدرمان محبوب‌ترند و ما برای خود جوانان برومندی هستیم، بی‌گمان پدرمان در گمراهی آشکار است‌///هنگامی که (برادران) گفتند: «یوسف و برادرش [= بنیامین‌] نزد پدر، از ما محبوبترند؛ در حالی که ما گروه نیرومندی هستیم! مسلما پدر ما، در گمراهی آشکاری است!///هنگامی که گفتند هر آینه یوسف و برادرش محبوبترند بسوی پدر ما از ما حالی که مائیم گروهی نیرومند همانا پدر ما است در گمراهی آشکار///چون (برادران او) گفتند: «همواره یوسف و برادرش نزد پدرمان از ما - که جمعی نیرومندیم -دوست‌داشتنی‌ترند. بی‌امان پدرمان غرق در (ژرفای) گمراهی آشکارگری است.» quran_en_fa "Slay ye Joseph or cast him out to some (unknown) land, that so the favour of your father may be given to you alone: (there will be time enough) for you to be righteous after that!" [یکی گفت:] یوسف را بکشید و یا او را در سرزمین نامعلومی بیندازید، تا توجه و محبت پدرتان فقط معطوف به شما شود. و پس از این گناه [با بازگشت به خدا و عذرخواهی از پدر] مردمی شایسته خواهید شد.///[یکی گفت:] یوسف را بکشید و یا او را در سرزمین نامعلومی بیندازید، تا توجه و محبت پدرتان فقط معطوف به شما شود. و پس از این گناه [با بازگشت به خدا و عذرخواهی از پدر] مردمی شایسته خواهید شد.///یوسف را بکشید، یا در سرزمینى دیگرش بیندازید تا پدر خاص شما گردد و از آن پس مردمى شایسته به شمار آیید.///یوسف را بکشید یا او را به سرزمینى [دور] بیندازید تا توجه پدرتان معطوف شما گردد و پس از او مردمى صالح باشید/// [یکى گفت:] «یوسف را بکشید یا او را به سرزمینى بیندازید، تا توجه پدرتان معطوف شما گردد، و پس از او مردمى شایسته باشید.»///[برادران به یکدیگر گفتند:] «یوسف را بکشید، یا او را به سرزمینى دور بیفکنید تا توجه پدر فقط به سوى شما باشد. و پس از آن، [با توبه و عذرخواهى از پدر] افرادی صالح خواهید بود.»///باید یوسف را بکشید یا در دیاری (دور از پدر) بیفکنید تا روی پدر یک جهت به طرف خودتان باشد و بعد از این عمل (توبه کرده و) مردمی صالح و درستکار باشید.///[یکی گفت] یا یوسف را بکشید، یا در سرزمینی [گم و گور] بیندازید، تا توجه پدرتان فقط به شما پرداخته شود، و پس از آن مردمی درستکار شوید///یوسف را بکشید؛ یا او را به سرزمین دوردستی بیفکنید؛ تا توجه پدر، فقط به شما باشد؛ و بعد از آن، (از گناه خود توبه می‌کنید؛ و) افراد صالحی خواهید بود!///بکشید یوسف را یا بیفکنیدش بر زمینی که تنها ماند برای شما روی پدر شما و باشید پس از وی قومی شایستگان‌///(گفتند:) «یوسف را بکشید یا او را به سرزمینی بیندازید، تا توجه پدرتان تنها برایتان گردد، و تا پس از او گروهی شایسته باشید.» quran_en_fa Said one of them: "Slay not Joseph, but if ye must do something, throw him down to the bottom of the well: he will be picked up by some caravan of travellers." یکی از آنان گفت: یوسف را نکشید، اگر می‌خواهید کاری بر ضد او انجام دهید، وی را در مخفی گاه آن چاه اندازید، که برخی رهگذران او را برگیرند [و با خود ببرند!!]///یکی از آنان گفت: یوسف را نکشید، اگر می‌خواهید کاری بر ضد او انجام دهید، وی را در مخفی گاه آن چاه اندازید، که برخی رهگذران او را برگیرند [و با خود ببرند!!]///یکى از ایشان گفت: اگر مى‌خواهید کارى کنید، یوسف را مکشید؛ در عمق تاریک چاهش بیفکنید تا کاروانى او را برگیرد.///یکى از آنها گفت: یوسف را مکشید. اگر کارى مى‌کنید، او را در نهانخانه چاه بیفکنید تا یکى از کاروان‌ها او را برگیرد///گوینده‌اى از میان آنان گفت: «یوسف را مکشید. اگر کارى مى‌کنید، او را در نهانخانه چاه بیفکنید، تا برخى از مسافران او را برگیرند.»///یکی از آنان گفت: «یوسف را نکشید.، و اگر مى‌خواهید کارى بکنید، او را به نهان‌خانه‌ی چاه بیفکنید تا کاروانى [که از آنجا عبور مى‌کند،] او را برگیرد [و با خود به مکان دورى ببرد].»///یکی از برادران یوسف اظهار داشت که اگر ناچار سوء قصدی دارید البته باید از کشتن وی صرف نظر کنید ولی او را به چاهی درافکنید تا کاروانی او را برگیرد (و با خود به دیار دور برد).///گوینده‌ای از میان آنان گفت یوسف را نکشید، بلکه اگر می‌خواهید کاری بکنید او را در نهانگاه چاهی بیندازید که برخی از کاروانیان او را برگیرد///یکی از آنها گفت: «یوسف را نکشید! و اگر می‌خواهید کاری انجام دهید، او را در نهانگاه چاه بیفکنید؛ تا بعضی از قافله‌ها او را برگیرند (و با خود به مکان دوری ببرند)!»///گفت گوینده‌ای از ایشان نکشید یوسف را و بیفکنیدش در تاریکی چاه تا برگیردش برخی از کاروانیان اگر هستید کنندگان‌///گوینده‌ای از میان آنان گفت: «یوسف را مکشید و اگر انجام‌دهنده‌ی کاری هستید، او را در نهان‌خانه‌ی (آن) چاه بیفکنید، تا برخی از مسافران او را دریابند.» quran_en_fa They said: "O our father! why dost thou not trust us with Joseph,- seeing we are indeed his sincere well-wishers? گفتند: ای پدر! تو را چه شده که ما را نسبت به یوسف امین نمی‌دانی با اینکه ما بدون تردید خیرخواه اوییم.///گفتند: ای پدر! تو را چه شده که ما را نسبت به یوسف امین نمی‌دانی با اینکه ما بدون تردید خیرخواه اوییم.///گفتند: اى پدر، چیست که ما را بر یوسف امین نمى‌شمارى، حال آنکه ما خیرخواه او هستیم؟///گفتند: اى پدر! تو را چه شده است که ما را بر یوسف امین نمى‌دانى در حالى که ما قطعا خیرخواه او هستیم؟///گفتند: «اى پدر، تو را چه شده است که ما را بر یوسف امین نمى‌دانى در حالى که ما خیرخواه او هستیم؟///[آنها نزد پدر آمدند و] گفتند: «اى پدر! تو را چه شده که ما را بر یوسف امین نمى‌دانى؟ با آن که بى‌تردید ما خیرخواه او هستیم؟!»///(بعد از این رأی و تصمیم نزد پدر رفته و) گفتند: ای پدر، چرا تو بر یوسف از ما ایمن نیستی در صورتی که ما برادران همه خیرخواه یوسفیم؟///گفتند پدرجان، چرا در کار یوسف ما را امین نمی‌داری؟ حال آنکه ما خیرخواه او هستیم‌///(و برای انجام این کار، برادران نزد پدر آمدند و) گفتند: «پدرجان! چرا تو درباره (برادرمان) یوسف، به ما اطمینان نمی‌کنی؟! در حالی که ما خیرخواه او هستیم!///گفتند ای پدر ما چه شود تو را که امین نشماری ما را بر یوسف حالی که مائیم برای او اندرزگویان (نیک‌اندیشان)///گفتند: «ای پدر! تو را چه شده که ما را بر یوسف امین نمی‌داری، حال آنکه ما به‌درستی به سود او به‌راستی نصیحت‌گرانیم.» quran_en_fa "Send him with us tomorrow to enjoy himself and play, and we shall take every care of him." فردا او را با ما روانه کن تا [در دشت و صحرا] بگردد و بازی کند، قطعا ما حافظ و نگهبان او خواهیم بود.///فردا او را با ما روانه کن تا [در دشت و صحرا] بگردد و بازی کند، قطعا ما حافظ و نگهبان او خواهیم بود.///فردا او را با ما بفرست تا بگردد و بازى کند و ما نگهدارش هستیم.///فردا او را با ما بفرست تا در چمن گردش و بازى کند و ما به خوبى نگهبان او خواهیم بود///فردا او را با ما بفرست تا [در چمن‌] بگردد و بازى کند، و ما به خوبى نگهبان او خواهیم بود.///«فردا او را با ما بفرست تا [در صحرا] بگردد و بازى کند. و ما نگهداران [خوبى] براى او خواهیم بود.»///فردا او را با ما فرست که در چمن و مراتع بگردد و بازی کند و البته ما همه نگهبان اوییم.///او را فردا همراه ما بفرست تا بگردد و بازی کند و ما مراقب او هستیم‌///فردا او را با ما (به خارج شهر) بفرست، تا غذای کافی بخورد و تفریح کند؛ و ما نگهبان او هستیم!»///بفرستش با ما بامداد بچرد و بازی کند و همانا مائیم او را نگهدارندگان‌///«فردا او را با ما بفرست تا در چمنزارها بگردد و بازی کند، و ما به‌راستی نگهبان ویژه‌ی (بایسته و شایسته‌ی) اوییم.» quran_en_fa (Jacob) said: "Really it saddens me that ye should take him away: I fear lest the wolf should devour him while ye attend not to him." گفت: بردن او مرا سخت اندوهگین می‌کند، و می‌ترسم شما از او غفلت کنید و گرگ، او را بخورد.///گفت: بردن او مرا سخت اندوهگین می‌کند، و می‌ترسم شما از او غفلت کنید و گرگ، او را بخورد.///گفت: اگر او را ببرید، غمگین مى‌شوم و مى‌ترسم که از او غافل شوید و گرگ او را بخورد.///گفت: این که او را ببرید، سخت مرا اندوهگین مى‌کند و مى‌ترسم از او غافل شوید و گرگ او را بخورد///گفت: «اینکه او را ببرید سخت مرا اندوهگین مى‌کند، و مى‌ترسم از او غافل شوید و گرگ او را بخورد.»///[پدر] گفت: «بردن او مرا سخت اندوهگین مى‌کند، و از این مى‌ترسم که شما از او غافل شوید و گرگ او را بخورد.»///یعقوب گفت: من از آن دلتنگ می‌شوم که او را ببرید و ترسان و پریشان خاطرم که از او غفلت کنید و طعمه گرگان شود.///[یعقوب‌] گفت اینکه شما ببریدش مرا اندوهگین می‌کند و می‌ترسم که شما از او غافل شوید و گرگ او را بخورد///(پدر) گفت: «من از بردن او غمگین می‌شوم؛ و از این می‌ترسم که گرگ او را بخورد، و شما از او غافل باشید!»///گفت هر آینه اندوهگینم سازد که بریدش و ترسم بخوردش گرگ حالی که باشید شما از او غافلان‌///گفت: «اینکه او را ببرید همواره سخت مرا اندوهگین می‌کند، و می‌ترسم -در حالی که از او در غفلتید- گرگ او را بخورد.» quran_en_fa They said: "If the wolf were to devour him while we are (so large) a party, then should we indeed (first) have perished ourselves!" گفتند: اگر با بودن ما که گروهی نیرومندیم، گرگ او را بخورد، یقینا ما در این صورت زیانکار و بی مقداریم.///گفتند: اگر با بودن ما که گروهی نیرومندیم، گرگ او را بخورد، یقینا ما در این صورت زیانکار و بی مقداریم.///گفتند: با این گروه نیرومند که ما هستیم اگر گرگ او را بخورد، از زیانکاران خواهیم بود.///گفتند: اگر گرگ او را بخورد با این که ما گروهى نیرومند هستیم، البته در این صورت ما زیانکار خواهیم بود///گفتند: «اگر گرگ او را بخورد با اینکه ما گروهى نیرومند هستیم، در آن صورت ما قطعا [مردمى‌] بى‌مقدار خواهیم بود.»///[برادران] گفتند: «اگر با بودن ما که گروهى نیرومندیم، گرگ او را بخورد، در آن صورت ما زیانکار [و بى‌کفایت] خواهیم بود.»///برادران گفتند اگر با آنکه ما چند مرد نیرومند به همراه اوییم باز گرگ او را بخورد پس ما بسیار مردم ضعیف زیانکاری خواهیم بود.///گفتند در حالی که ما جوانانی برومند هستیم، اگر گرگ او را بخورد، [ضایع و] زیانکاریم‌///گفتند: «با اینکه ما گروه نیرومندی هستیم، اگر گرگ او را بخورد، ما از زیانکاران خواهیم بود (و هرگز چنین چیزی) ممکن نیست!)»///گفتند اگر بخوردش گرگ حالی که مائیم گروهی نیرومند همانا باشیم در آن هنگام از زیانکاران‌///گفتند: «اگر به‌راستی گرگ او را بخورد - حال آنکه ما گروهی نیرومند و متحدیم - در آن صورت ما بی‌چون گروهی بس زیانکار (و بی‌بندوبار) خواهیم بود.» quran_en_fa So they did take him away, and they all agreed to throw him down to the bottom of the well: and We put into his heart (this Message): 'Of a surety thou shalt (one day) tell them the truth of this their affair while they know (thee) not' پس هنگامی که وی را بردند و تصمیم گرفتند که او را در مخفی گاه آن چاه قرارش دهند [تصمیم خود را به مرحله اجرا گذاشتند] و ما هم به او الهام کردیم که از این کار آگاهشان خواهی ساخت در حالی که آنان نمی‌فهمند [که تو همان یوسفی.]///پس هنگامی که وی را بردند و تصمیم گرفتند که او را در مخفی گاه آن چاه قرارش دهند [تصمیم خود را به مرحله اجرا گذاشتند] و ما هم به او الهام کردیم که از این کار آگاهشان خواهی ساخت در حالی که آنان نمی‌فهمند [که تو همان یوسفی.]///چون او را بردند و هماهنگ شدند که در عمق تاریک چاهش بیفکنند، به او وحى کردیم که ایشان را از این کارشان آگاه خواهى ساخت و خود ندانند.///پس وقتى او را بردند و همداستان شدند تا او را در نهانخانه چاه بگذارند [چنین کردند]، و به او وحى کردیم که قطعا آنها را از این کارشان در حالى که نمى‌دانند خبرخواهى داد///پس وقتى او را بردند و همداستان شدند تا او را در نهانخانه چاه بگذارند [چنین کردند]. و به او وحى کردیم که قطعا آنان را از این کارشان -در حالى که نمى‌دانند- با خبر خواهى کرد.///پس چون او را [با خود] بردند و تصمیم گرفتند که او را در مخفى‌گاه چاه قرار دهند [چنین کردند] و ما [در همان چاه] به او وحى کردیم که در آینده آنها را از این کارشان خبر خواهى داد، در حالى که آنها نمى‌دانند [که تو همان یوسفى].///چون او را به صحرا بردند و بر این عزم متفق شدند که او را به قعر چاه درافکنند (چنین کردند) و ما به او وحی نمودیم که البته تو روزی برادران را به کار بدشان آگاه می‌سازی و آنها تو را نشناخته و درک مقام تو نمی‌کنند.///چون او را [همراه‌] بردند و همداستان شدند که او را در نهانگاه چاه بگذارند، به او وحی [/الهام‌] کردیم که [سرانجام‌] ایشان را در حالی که هیچ آگاه نیستند، از [چون و چند] این کارشان آگاه خواهی ساخت‌///هنگامی که او را با خود بردند، و تصمیم گرفتند وی را در مخفی‌گاه چاه قرار دهند، (سرانجام مقصد خود را عملی ساختند؛) و به او وحی فرستادیم که آنها را در آینده از این کارشان با خبر خواهی ساخت؛ در حالی که آنها نمی‌دانند!///سپس هنگامی که بردند او را و گرد آمدند بر آنکه نهندش در تک چاه و وحی فرستادیم بدو که همانا آگهیشان دهی به کارشان این و آنان درنیابند///پس هنگامی‌که او را بردند و همداستان شدند تا او را در نهان‌خانه‌ی (آن) چاه بیفکنند، و سوی او وحی کردیم که به‌راستی آنان را همانا از این کارشان - در حالی‌که باریک‌بینی نمی‌کنند - با خبری مهم آگاه خواهی‌کرد. quran_en_fa Then they came to their father in the early part of the night, weeping. و شبان گاه گریه کنان نزد پدر آمدند.///و شبان گاه گریه کنان نزد پدر آمدند.///شب‌هنگام، گریان نزد پدرشان بازآمدند.///و وقت غروب گریان نزد پدر خود آمدند///و شامگاهان، گریان نزد پدر خود [باز] آمدند.///و شب هنگام، گریان نزد پدرشان آمدند.///و برادران شبانگاه با چشم گریان نزد پدر بازگشتند.///و شبانگاه گریه کنان نزد پدرشان آمدند///(برادران یوسف) شب هنگام، گریان به سراغ پدر آمدند.///و آمدند شبانگاه پدر خویش را گریان‌///و شامگاهان، گریان نزد پدرشان (باز) آمدند. quran_en_fa They said: "O our father! We went racing with one another, and left Joseph with our things; and the wolf devoured him.... But thou wilt never believe us even though we tell the truth." گفتند: ای پدر! ما یوسف را در کنار بار و کالای خود نهادیم و برای مسابقه رفتیم؛ پس گرگ، او را خورد و تو ما را تصدیق نخواهی کرد اگرچه راست بگوییم!///گفتند: ای پدر! ما یوسف را در کنار بار و کالای خود نهادیم و برای مسابقه رفتیم؛ پس گرگ، او را خورد و تو ما را تصدیق نخواهی کرد اگرچه راست بگوییم!///گفتند: اى پدر، ما به اسب‌تاختن رفته بودیم و یوسف را نزد کالاى خود گذاشته بودیم، گرگ او را خورد. و هر چند هم که راست بگوییم تو سخن ما را باور ندارى.///گفتند: اى پدر! ما رفتیم مسابقه دهیم و یوسف را پیش اثاث خود نهادیم، آن‌گاه گرگ او را خورد، ولى تو سخن ما را هر چند راستگو باشیم باور نخواهى کرد///گفتند: «اى پدر، ما رفتیم مسابقه دهیم، و یوسف را پیش کالاى خود نهادیم. آنگاه گرگ او را خورد، ولى تو ما را هر چند راستگو باشیم باور نمى‌دارى.»///گفتند: «اى پدر! ما رفتیم مسابقه بدهیم و یوسف را نزد وسایل خود گذاشتیم، اما گرگ او را خورد! و البته تو سخن ما را باور ندارى، هر چند راستگو باشیم.»///گفتند: ای پدر، قصه این است که ما به صحرا رفته و سرگرم مسابقه بودیم و یوسف را بر سر متاع خود گذاردیم و او را گرگ طعمه خود ساخت، و هر چند ما راست بگوییم تو باز از ما باور نخواهی کرد.///[و] گفتند پدرجان، ما به مسابقه رفته بودیم و یوسف را نزدیک بار و بنه خودمان گذاشته بودیم، که گرگ او را خورد، و ما اگر هم راستگو باشیم، تو سخن ما را باور نخواهی کرد///گفتند: «ای پدر! ما رفتیم و مشغول مسابقه شدیم، و یوسف را نزد اثاث خود گذاردیم؛ و گرگ او را خورد! تو هرگز سخن ما را باور نخواهی کرد، هر چند راستگو باشیم!»///گفتند ای پدر ما رفتیم مسابقه کنیم و گذاشتیم یوسف را نزد کالای خویش پس خورد او را گرگ و نیستی تو باورکننده ما را هر چند باشیم راستگویان‌///گفتند: «ای پدر! به‌راستی ما رفتیم مسابقه بدهیم، و یوسف را پیش کالای خود نهادیم، پس گرگ او را خورد، ولی تو ما را -هر چند راستگو (هم) باشیم- باورکننده نیستی.» quran_en_fa They stained his shirt with false blood. He said: "Nay, but your minds have made up a tale (that may pass) with you, (for me) patience is most fitting: Against that which ye assert, it is Allah (alone) Whose help can be sought".. و خونی دروغین بر پیراهنش آوردند [تا یعقوب مرگ یوسف را باور کند]. گفت: چنین نیست که می‌گویید، بلکه نفس شما کاری [زشت را] در نظرتان آراست [تا انجامش بر شما آسان شود] در این حال صبری نیکو [مناسب‌تر است]؛ و خداست که بر آنچه شما [از وضع یوسف] شرح می‌دهید از او یاری خواسته می‌شود.///و خونی دروغین بر پیراهنش آوردند [تا یعقوب مرگ یوسف را باور کند]. گفت: چنین نیست که می‌گویید، بلکه نفس شما کاری [زشت را] در نظرتان آراست [تا انجامش بر شما آسان شود] در این حال صبری نیکو [مناسب‌تر است]؛ و خداست که بر آنچه شما [از وضع یوسف] شرح می‌دهید از او یاری خواسته می‌شود.///جامه‌اش را که به خون دروغین آغشته بود آوردند. گفت: نفس شما، کارى را در نظرتان بیاراسته است. اکنون براى من صبر جمیل بهتر است و خداست که در این باره از او یارى باید خواست.///و بر پیراهن وى خونى دروغین آوردند، [یعقوب‌] گفت: [نه‌]، بلکه نفس شما کارى را براى شما آراسته است. پس اینک صبرى نیکو [بهتر است‌]، و بر آنچه توصیف مى‌کنید از خداوند یارى مى‌خواهم///و پیراهنش را [آغشته‌] به خونى دروغین آوردند. [یعقوب‌] گفت: «[نه‌] بلکه نفس شما کارى [بد] را براى شما آراسته است. اینک صبرى نیکو [براى من بهتر است‌]. و بر آنچه توصیف مى‌کنید، خدا یارى‌ده است.»///و پیراهن یوسف را، آغشته به خونى دروغین [نزد پدر] آوردند. [یعقوب] گفت: «[چنین نیست که مى‌گویید،] بلکه نفس شما کارى [زشت] را براى شما آراسته است. پس صبرى نیکو [باید]. و بر آنچه وصف مى‌کنید، باید از خدا یارى جست.»///و پیراهن یوسف را آلوده به خون دروغ نمودند (و نزد پدر آوردند) یعقوب گفت: بلکه امری (زشت قبیح) را نفس مکار در نظر شما بسیار زیبا جلوه داده، در هر صورت صبر جمیل کنم، که بر رفع این بلیه که شما اظهار می‌دارید بس خداست که مرا یاری تواند کرد.///و بر پیراهنش خونی دروغین آوردند [یعقوب‌] گفت ولی نفس اماره‌تان به دست شما کار داد پس [چاره من‌] صبری نیکوست، و خداوند در آنچه می‌گویید مددکار [من‌] است‌///و پیراهن او را با خونی دروغین (آغشته ساخته، نزد پدر) آوردند؛ گفت: «هوسهای نفسانی شما این کار را برایتان آراسته! من صبر جمیل (و شکیبائی خالی از ناسپاسی) خواهم داشت؛ و در برابر آنچه می‌گویید، از خداوند یاری می‌طلبم!»///و آوردند بر جامه وی خونی دروغین گفت بلکه بیاراست برای شما دلهای شما کاری را پس شکیبائی نکو است و خدا است یاری خواسته بر آنچه می‌ستائید///و (پرچم‌وار) با پیراهنش که آغشته به خونی دروغین بود آمدند. (یعقوب) گفت: «(نه!) بلکه نفوس اماره‌ی شما کاری (دروغین) را برایتان آراسته است. پس (اینک جای) صبری زیباست. و بر آنچه توصیف می‌کنید، تنها یاری (از) خداست.» quran_en_fa Then there came a caravan of travellers: they sent their water-carrier (for water), and he let down his bucket (into the well)... He said: "Ah there! Good news! Here is a (fine) young man!" So they concealed him as a treasure! But Allah knoweth well all that they do! و کاروانی آمد، پس آب آورشان را فرستادند، او دلوش را به چاه انداخت، گفت: مژده! این پسری نورس است! و او را به عنوان کالا [ی تجارت] پنهان کردند؛ و خدا به آنچه می‌خواستند انجام دهند، دانا بود.///و کاروانی آمد، پس آب آورشان را فرستادند، او دلوش را به چاه انداخت، گفت: مژده! این پسری نورس است! و او را به عنوان کالا [ی تجارت] پنهان کردند؛ و خدا به آنچه می‌خواستند انجام دهند، دانا بود.///کاروانى آمد. آب‌آورشان را فرستادند. دلو فرو کرد. گفت: مژدگانى، این پسرى است. او را چون متاعى پنهان ساختند و خدا به کارى که مى‌کردند آگاه بود.///و کاروانى آمد و آب آورشان را فرستادند، پس او دلو خود را انداخت. گفت: مژده باد! این یک پسر بچه است. و او را به عنوان کالایى پنهان داشتند، و خدا به آنچه مى‌کردند آگاه بود///و کاروانى آمد. پس آب‌آور خود را فرستادند. و دلوش را انداخت. گفت: «مژده! این یک پسر است!» و او را چون کالایى پنهان داشتند. و خدا به آنچه مى‌کردند دانا بود.///و [یوسف در چاه بود تا آن که] کاروانى فرارسید و آب‌آور خود را فرستادند. او دلو خود را به چاه افکند. [یوسف به طناب دلو آویخت. چون یوسف را بالا کشید،] گفت: «مژده باد! این پسرى است [زیبا و دوست داشتنى]!» و او را چون کالایى پنهان داشتند [تا کسى ادعاى مالکیت نکند،] در حالى که خداوند به آنچه انجام مى‌دادند، آگاه بود.///باری کاروانی آنجا رسید و سقای قافله را برای آب فرستادند، دلو را به چاه فرستاد (همین که از آن چاه برآورد) گفت: به به از این بشارت و خوشبختی که رخ داده، این پسری است (که نصیب ما شده است). و او را پنهان داشتند که سرمایه تجارت کنند و خدا به آنچه می‌کردند آگاه بود.///و کاروانی [پیش‌] آمد، و آب‌آورشان را فرستادند، و او دلوش را [در چاه‌] انداخت، [چون یوسف را بالا کشید] گفت مژده باد، چه جوانی! و او را پنهانی برای خود برداشتند که دستمایه کنند، و خداوند به آنچه می‌کردند، آگاه بود///و (در همین حال) کاروانی فرا رسید؛ و مأمور آب را (به سراغ آب) فرستادند؛ او دلو خود را در چاه افکند؛ (ناگهان) صدا زد: «مژده باد! این کودکی است (زیبا و دوست داشتنی!)» و این امر را بعنوان یک سرمایه از دیگران مخفی داشتند. و خداوند به آنچه آنها انجام می‌دادند، آگاه بود.///و بیامد کاروانی پس فروکردند آبگیرنده خویش را پس سرازیر کرد دلو خود را و گفت مژده باد اینک تازه‌پسری و نهانش داشتند کالائی برای سوداگری و خدا داناست بدانچه می‌کنند///و کاروانی رهسپار آمد. پس (کارگر) آب‌آور خود را فرو فرستادند (و) او دلوش را (به آن چاه) انداخت. گفت: «مژده! این یک پسری است!» و او را چون کالایی پنهان داشتند، حال آنکه خدا به آنچه می‌کردند بسی داناست. quran_en_fa The (Brethren) sold him for a miserable price, for a few dirhams counted out: in such low estimation did they hold him! و او را به بهایی ناچیز، درهمی چند فروختند و نسبت به او بی رغبت بودند.///و او را به بهایی ناچیز، درهمی چند فروختند و نسبت به او بی رغبت بودند.///او را به بهاى اندک، به چند درهم فروختند، که هیچ رغبتى به او نداشتند.///و او را به بهاى ناچیزى، چند درهمى، فروختند و در [مورد] آن بى‌رغبت بودند [چون مى‌دانستند صاحب دارد]///و او را به بهاى ناچیزى -چند درهم- فروختند و در آن بى‌رغبت بودند.///و یوسف را به بهایى اندک، چند درهمى فروختند و نسبت به [فروختن] او بى‌رغبت بودند [چرا که مى‌ترسیدند رازشان فاش شود].///و او را به بهایی اندک و درهمی ناچیز فروختند و در او زهد و بی‌رغبتی نمودند.///او را به ثمن بخس فروختند، به چند درهم اندکشمار، و به [کار و بار] او بی‌علاقه بودند///و (سرانجام،) او را به بهای کمی -چند درهم- فروختند؛ و نسبت به (فروختن) او، بی رغبت بودند (؛ چرا که می‌ترسیدند رازشان فاش شود).///و فروختندش به بهائی کم درهمهائی چند و بودند در او از قناعت‌کنندگان‌///و او را به بهایی ناچیز- چند درهم کم شمار- فروختند، و در آن از زاهدان [: بی‌اعتنایان و کم‌جویان] بودند. quran_en_fa The man in Egypt who bought him, said to his wife: "Make his stay (among us) honourable: may be he will bring us much good, or we shall adopt him as a son." Thus did We establish Joseph in the land, that We might teach him the interpretation of stories (and events). And Allah hath full power and control over His affairs; but most among mankind know it not. آن مرد مصری که یوسف را خرید، به همسرش گفت: جایگاهش را گرامی دار، امید است [در امور زندگی] به ما سودی دهد، یا او را به فرزندی انتخاب کنیم. این گونه یوسف را در سرزمین مصر مکانت بخشیدیم [تا زمینه فرمانروایی وحکومتش فراهم شود] و به او از تعبیر خواب‌ها بیاموزیم؛ و خدا بر کار خود چیره و غالب است، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.///آن مرد مصری که یوسف را خرید، به همسرش گفت: جایگاهش را گرامی دار، امید است [در امور زندگی] به ما سودی دهد، یا او را به فرزندی انتخاب کنیم. این گونه یوسف را در سرزمین مصر مکانت بخشیدیم [تا زمینه فرمانروایی وحکومتش فراهم شود] و به او از تعبیر خواب‌ها بیاموزیم؛ و خدا بر کار خود چیره و غالب است، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.///کسى از مردم مصر که او را خریده بود به زنش گفت: تا در اینجاست گرامیش بدار، شاید به ما سودى برساند، یا او را به فرزندى بپذیریم. و بدین سان یوسف را در زمین مکانت دادیم تا به او تعبیر خواب آموزیم. و خدا بر کار خویش غالب است، ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///و آن کس از مصر که او را خریده بود به همسرش گفت: جایگاه او را گرامى بدار، شاید به حال ما سودمند باشد یا او را به فرزندى اختیار کنیم. و بدین گونه ما یوسف را در آن سرزمین تمکن بخشیدیم، و تا به او تأویل رؤیاها را بیاموزیم، و خدا بر کار خویش غالب است ول///و آن کس که او را از مصر خریده بود به همسرش گفت: «نیکش بدار، شاید به حال ما سود بخشد یا او را به فرزندى اختیار کنیم.» و بدین گونه ما یوسف را در آن سرزمین مکانت بخشیدیم تا به او تأویل خوابها را بیاموزیم، و خدا بر کار خویش چیره است ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///و کسى از [مردم] مصر که یوسف را خرید، به همسرش گفت: «مقام او را گرامى بدار [و او را به دید برده نگاه مکن]، امید است که در آینده براى ما سودمند باشد، یا او را به فرزندى انتخاب کنیم.» و این­گونه به یوسف، در آن سرزمین، جایگاه [ویژه] و امکانات دادیم تا [اراده ما تحقق یابد و] از دانش تعبیر خواب به او بیاموزیم. و خداوند بر کار خویش تواناست، ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///و عزیز مصر که او را خریداری کرد به زن خویش سفارش غلام را نمود که مقامش بسیار گرامی دار که این غلام امید است به ما نفع بسیار بخشد یا او را به فرزندی برگیریم. و ما این چنین یوسف را به تمکین و اقتدار رسانیدیم و برای آنکه او را از علم تعبیر خوابها بیاموزیم، و خدا بر کار خود غالب است ولی بسیاری مردم (بر این حقیقت) آگه نیستند.///و کسی که اهل مصر بود و او را خریده بود، به همسرش گفت قدر او را بدان، چه بسا به ما سود رساند، یا به فرزندی بگیریمش، و بدین‌سان یوسف را در آن سرزمین تمکن بخشیدیم، تا سرانجام به او تعبیر خواب بیاموزیم، و خداوند سررشته کار خویش را در دست دارد، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند///و آن کس که او را از سرزمین مصر خرید [= عزیز مصر]، به همسرش گفت: «مقام وی را گرامی دار، شاید برای ما سودمند باشد؛ و یا او را بعنوان فرزند انتخاب کنیم!» و اینچنین یوسف را در آن سرزمین متمکن ساختیم! (ما این کار را کردیم، تا او را بزرگ داریم؛ و) از علم تعبیر خواب به او بیاموزیم؛ خداوند بر کار خود پیروز است، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند!///و گفت آنکه خریدش در مصر به زن خود گرامی دار جایگاه او را شاید سودی به ما دهد یا برگیریمش فرزندی و بدینسان فرمانروائی دادیم به یوسف در زمین و تا بیاموزیمش از تعبیر خوابها و خدا چیره است بر کار او و لیکن بیشتر مردم نمی‌دانند///و آن کس از مصریان که او را خریده به همسرش گفت: «جایگاه و آرامشگاهش را نیکو بدار، شاید به حال ما سود بخشد یا او را به فرزندی برگیریم‌.» و بدین‌گونه ما یوسف را در آن سرزمین مکانت بخشیدیم و برای اینکه به او تأویل حوادث و خواب‌ها را بیاموزیم. و خدا بر کار خویش چیره است ولی بیشتر مردم نمی‌دانند. quran_en_fa When Joseph attained His full manhood, We gave him power and knowledge: thus do We reward those who do right. و هنگامی که یوسف به سن کمال رسید، حکمت و دانش به او عطا کردیم، و ما نیکوکاران را این گونه پاداش می‌دهیم.///و هنگامی که یوسف به سن کمال رسید، حکمت و دانش به او عطا کردیم، و ما نیکوکاران را این گونه پاداش می‌دهیم.///و چون بالیدن یافت، حکمت و دانشش ارزانى داشتیم و نیکوکاران را بدین سان پاداش مى‌دهیم.///و چون به حد رشد رسید، او را حکمت و دانش عطا کردیم، و نیکوکاران را چنین پاداش مى‌دهیم///و چون به حد رشد رسید، او را حکمت و دانش عطا کردیم، و نیکوکاران را چنین پاداش مى‌دهیم.///و چون [یوسف] به رشد و قوت خود رسید، به او حکمت و دانش عطا کردیم. و ما این­گونه نیکوکاران را پاداش مى‌دهیم.///و چون یوسف به سن رشد و کمال رسید او را مقام حکمت و نبوت (یا مسند حکمفرمایی) و مقام دانش عطا کردیم و این چنین ما نکوکاران عالم را پاداش می‌بخشیم.///و چون به عنفوان جوانی رسید، به او حکمت [نبوت‌] و علم بخشیدیم، و بدین‌سان نیکوکاران را جزا می‌دهیم‌///و هنگامی که به بلوغ و قوت رسید، ما «حکم» [= نبوت‌] و «علم» به او دادیم؛ و اینچنین نیکوکاران را پاداش می‌دهیم!///و هنگامی که رسید نیروهای خود را (جوانی خود را) دادیمش فرمانروائی و دانش را و بدینسان پاداش دهیم نیکوکاران‌///و چون به رشدهایش رسید، او را حاکمیتی و علمی (بسیار) دادیم. و نیکوکاران را این چنین پاداش می‌دهیم. quran_en_fa But she in whose house he was, sought to seduce him from his (true) self: she fastened the doors, and said: "Now come, thou (dear one)!" He said: "Allah forbid! truly (thy husband) is my lord! he made my sojourn agreeable! truly to no good come those who do wrong!" و آن [زنی] که یوسف در خانه‌اش بود، از یوسف با نرمی و مهربانی خواستار کام جویی شد، و [در فرصتی مناسب] همه درهای کاخ را بست و به او گفت: پیش بیا [که من در اختیار توام] یوسف گفت: پناه به خدا، او پروردگار من است، جایگاهم را نیکو داشت، [من هرگز به پروردگارم خیانت نمی‌کنم] به یقین ستمکاران رستگار نمی‌شوند.///و آن [زنی] که یوسف در خانه‌اش بود، از یوسف با نرمی و مهربانی خواستار کام جویی شد، و [در فرصتی مناسب] همه درهای کاخ را بست و به او گفت: پیش بیا [که من در اختیار توام] یوسف گفت: پناه به خدا، او پروردگار من است، جایگاهم را نیکو داشت، [من هرگز به پروردگارم خیانت نمی‌کنم] به یقین ستمکاران رستگار نمی‌شوند.///و آن زن که یوسف در خانه‌اش بود، در پى کامجویى از او مى‌بود. و درها را بست و گفت: بشتاب. گفت: پناه مى‌برم به خدا. او پروراننده من است و مرا منزلتى نیکو داده و ستمکاران رستگار نمى‌شوند.///و آن زنى که یوسف در خانه‌اش بود از او کام خواست، و درها را محکم بست و گفت: بیا که از آن توام. یوسف گفت: پناه بر خدا! او پروردگار من است [و] جایگاه مرا نیکو داشته است. قطعا ستمکاران رستگار نمى‌شوند///و آن [بانو] که وى در خانه‌اش بود خواست از او کام گیرد، و درها را [پیاپى‌] چفت کرد و گفت: «بیا که از آن توام!» [یوسف‌] گفت: «پناه بر خدا، او آقاى من است. به من جاى نیکو داده است. قطعا ستمکاران رستگار نمى‌شوند.»///و زنى که یوسف در خانه او بود، از یوسف تمناى کامجویى کرد و [براى انجام مقصودش] درها را محکم بست و گفت: «بشتاب، که من از براى تو آماده‌ام.» [یوسف] گفت: «پناه بر خدا که او پروردگار من است و مقام مرا گرامى داشته، [من هرگز به پروردگارم خیانت نمى‌کنم، ‌] به یقین ستمگران رستگار نمى‌شوند.»///و بانوی خانه به میل نفس خود با او بنای مراوده گذاشت و (روزی) درها را بست و یوسف را به خود دعوت کرد و اشاره کرد که من برای تو آماده‌ام، یوسف جواب داد: به خدا پناه می‌برم، او خدای من است، مرا مقامی منزه و نیکو عطا کرده (چگونه خود را به ستم و عصیان آلوده کنم)، که هرگز ستمکاران رستگار نمی‌گردند.///و زنی که او [یوسف‌] در خانه‌اش بود، از او کام خواست، و [یک روز، همه‌] درها را بست و [به یوسف‌] گفت بیا پیش من [یوسف‌] گفت پناه بر خدا، او [شوهرت‌] سرور من است و به من منزلتی نیکو داده است، آری ستمکاران رستگار نمی‌شوند///و آن زن که یوسف در خانه او بود، از او تمنای کامجویی کرد؛ درها را بست و گفت: «بیا (بسوی آنچه برای تو مهیاست!)» (یوسف) گفت: «پناه می‌برم به خدا! او [= عزیز مصر] صاحب نعمت من است؛ مقام مرا گرامی داشته؛ (آیا ممکن است به او ظلم و خیانت کنم؟!) مسلما ظالمان رستگار نمی‌شوند!»///و کام خواست زنی که در خانه‌اش بود از او و ببست درها را و گفت هان بشتاب گفت پناه برم به خدا همانا او پروردگار من نکو داشت جایگاه مرا همانا رستگار نشوند ستمکاران‌///و آن (بانو) که یوسف در خانه‌اش بود با او (برای کام‌گیری از او) رفت و آمدهایی (شهوت‌زا و محبت‌افزا) کرد و همه‌ی درها (ی عذر و بهانه) را به رویش بست و گفت: «وای بر تو (که به من تن نمی‌دهی)!» (یوسف) گفت: «پناه بر خدا! او پروردگار من است که به من جایگاهی نیکو داده است. بی‌گمان ستمکاران رستگار نمی‌کنند.» quran_en_fa And (with passion) did she desire him, and he would have desired her, but that he saw the evidence of his Lord: thus (did We order) that We might turn away from him (all) evil and shameful deeds: for he was one of Our servants, sincere and purified. بانوی کاخ [چون خود را در برابر یوسف پاکدامن، شکست خورده دید با حالتی خشم آلود] به یوسف حمله کرد و یوسف هم اگر برهان پروردگارش را [که جلوه ربوبیت و نور عصمت و بصیرت است] ندیده بود [به قصد دفاع از شرف و پاکی اش] به او حمله می‌کرد [و در آن حال زد و خورد سختی پیش می‌آمد و با مجروح شدن بانوی کاخ، راه اتهام بر ضد یوسف باز می‌شد، ولی دیدن برهان پروردگارش او را از حمله بازداشت و راه هر گونه اتهام از سوی بانوی کاخ بر او بسته شد]. [ما] این گونه [یوسف را یاری دادیم] تا زد و خورد [ی که سبب اتهام می‌شد] و [نیز] عمل خلاف عفت آن بانو را از او بگردانیم؛ زیرا او از بندگان خالص شده ما [از هر گونه آلودگی ظاهری و باطنی] بود.///بانوی کاخ [چون خود را در برابر یوسف پاکدامن، شکست خورده دید با حالتی خشم آلود] به یوسف حمله کرد و یوسف هم اگر برهان پروردگارش را [که جلوه ربوبیت و نور عصمت و بصیرت است] ندیده بود [به قصد دفاع از شرف و پاکی اش] به او حمله می‌کرد [و در آن حال زد و خورد سختی پیش می‌آمد و با مجروح شدن بانوی کاخ، راه اتهام بر ضد یوسف باز می‌شد، ولی دیدن برهان پروردگارش او را از حمله بازداشت و راه هر گونه اتهام از سوی بانوی کاخ بر او بسته شد]. [ما] این گونه [یوسف را یاری دادیم] تا زد و خورد [ی که سبب اتهام می‌شد] و [نیز] عمل خلاف عفت آن بانو را از او بگردانیم؛ زیرا او از بندگان خالص شده ما [از هر گونه آلودگی ظاهری و باطنی] بود.///آن زن آهنگ او کرد. و اگر نه برهان پروردگارش را دیده بود، او نیز آهنگ آن زن مى‌کرد. چنین کردیم تا بدى و زشتکارى را از وى بازگردانیم. زیرا او از بندگان پاکدل ما بود.///و آن زن آهنگ وى کرد، و یوسف نیز اگر برهان پروردگارش را ندیده بود آهنگ او مى‌کرد. [و وى را مى‌زد و متهم مى‌شد] چنین کردیم تا بدى و زشتکارى را از او بازگردانیم، او از بندگان خالص شده‌ى ما بود///و در حقیقت [آن زن‌] آهنگ وى کرد، و [یوسف نیز] اگر برهان پروردگارش را ندیده بود، آهنگ او مى‌کرد. چنین [کردیم‌] تا بدى و زشتکارى را از او بازگردانیم، چرا که او از بندگان مخلص ما بود.///و بی‌گمان [همسر عزیز مصر] قصد او کرد و یوسف نیز اگر برهان پروردگارش را نمى‌دید، قصد او مى‌کرد. این­گونه [ما او را یاری کردیم] تا بدى و فحشا را از او دور سازیم، چرا که او از بندگان خالص­شده‌ی ما بود.///آن زن باز در وصل او اصرار و اهتمام کرد و یوسف هم اگر لطف خاص خدا و برهان روشن حق را ندیده بود (به میل طبیعی) در وصل آن زن اهتمام کردی، ولی ما این چنین کردیم تا قصد بد و عمل زشت را از او بگردانیم که همانا او از بندگان برگزیده ما بود.///و آن زن آهنگ او [یوسف‌] کرد و او نیز اگر برهان پروردگارش را ندیده بود، آهنگ آن زن می‌کرد، اینگونه [کردیم‌] تا نابکاری و ناشایستی را از او بگردانیم، چرا که از بندگان اخلاص یافته ماست‌///آن زن قصد او کرد؛ و او نیز -اگر برهان پروردگار را نمی‌دید- قصد وی می‌نمود! اینچنین کردیم تا بدی و فحشا را از او دور سازیم؛ چرا که او از بندگان مخلص ما بود!///و هر آینه آن زن آهنگ او کرد و او آهنگ آن زن کرد اگر نمی‌دید دستاویز پروردگار خویش را چنین تا برگردانیم از او زشتی و ناشایست را که او است از بندگان ما ناآلودگان‌///(این زن) با اصرار و تکرار، همواره آهنگ وی کرد و (یوسف نیز) - اگر برهان پروردگارش را ندیده بود - آهنگ او می‌کرد. چنین (کردیم) تا بدی و زشتکاری تجاوزگر را از او بازگردانیم. به‌راستی او از بندگان پاک‌شده‌ی (ویژه‌ی) ماست. quran_en_fa So they both raced each other to the door, and she tore his shirt from the back: they both found her lord near the door. She said: "What is the (fitting) punishment for one who formed an evil design against thy wife, but prison or a grievous chastisement?" و هر دو به سوی در کاخ پیشی گرفتند، و بانو پیراهن یوسف را از پشت پاره کرد و [در آن حال] در کنار [آستانه] در به شوهر وی برخوردند؛ بانو به شوهرش گفت: کسی که نسبت به خانواده‌ات قصد بدی داشته باشد، کیفرش جز زندان یا شکنجه دردناک [چه خواهد بود؟!]///و هر دو به سوی در کاخ پیشی گرفتند، و بانو پیراهن یوسف را از پشت پاره کرد و [در آن حال] در کنار [آستانه] در به شوهر وی برخوردند؛ بانو به شوهرش گفت: کسی که نسبت به خانواده‌ات قصد بدی داشته باشد، کیفرش جز زندان یا شکنجه دردناک [چه خواهد بود؟!]///هر دو به جانب در دویدند و زن جامه او را از پس بدرید. و شوى آن زن را نزدیک در دیدند. زن گفت: جزاى کسى که با زن تو قصد بدى داشته باشد چیست، جز اینکه به زندان افتد یا به عذابى دردآور گرفتار آید؟///و آن دو به سوى در از یکدیگر پیشى گرفتند، و زن پیراهن وى را از پشت بدرید، و در کنار در آقاى زن را یافتند. زن گفت: جزاى کسى که قصد بدى به خانواده‌ى تو کرده جز این که زندانى یا کیفر دردناکى شود چه خواهد بود///و آن دو به سوى در بر یکدیگر سبقت گرفتند، و [آن زن‌] پیراهن او را از پشت بدرید و در آستانه در آقاى آن زن را یافتند. آن گفت: «کیفر کسى که قصد بد به خانواده تو کرده چیست؟ جز اینکه زندانى یا [دچار] عذابى دردناک شود.»///و هر دو به سوى در دویدند و آن زن [که یوسف را تعقیب مى‌کرد،] پیراهن او را از پشت درید. ناگهان شوهرش را کنار [آستانه‌ی‌] در یافتند. آن زن [با چهره‌ای حق به جانب براى انتقام از یوسف و تبرئه خویش] گفت: «کیفر کسى که به همسر تو قصد بدى داشته باشد، جز زندان یا شکنجه دردناک چیست؟»///و هر دو (برای گریختن) به جانب در شتافتند و زن پیراهن یوسف را از پشت بدرید و در آن حال آقای آن زن (یعنی شوهرش) را بر در منزل یافتند، زن گفت: جزای آن که با اهل تو قصد بد کند جز آنکه یا به زندانش برند یا به عقوبت سخت کیفر کنند چه خواهد بود؟///و [سپس‌] هر دو به سوی در شتافتند و آن زن پیراهن او را از پشت درید، و [ناگهان‌] شوهر او را نزدیک در یافتند [زلیخا، مکارانه‌] گفت جزای کسی که به زن تو نظر بد داشته باشد چیست غیر از اینکه زندانی شود، یا عذابی دردناک [بچشد]؟///و هر دو به سوی در، دویدند (در حالی که همسر عزیز، یوسف را تعقیب می‌کرد)؛ و پیراهن او را از پشت (کشید و) پاره کرد. و در این هنگام، آقای آن زن را دم در یافتند! آن زن گفت: «کیفر کسی که بخواهد نسبت به اهل تو خیانت کند، جز زندان و یا عذاب دردناک، چه خواهد بود؟!»///و سبقت گرفتند بر همدیگر بسوی در و بشکافت آن زن جامه او را از پشت و یافتند شوهرش را نزد در گفت آن زن چیست پاداش آنکه به خاندان تو بدی خواهد مگر آنکه زندانی شود یا شکنجه دردناک‌///و آن دو، سوی در بر یکدیگر سبقت گرفتند و آن زن پیراهن او را از پشت بدرید. و در آستانه‌ی در ناگهان سرور زن را یافتند. زن گفت: «کیفر کسی که قصد بدی به خانواده‌ی تو کرده چیست‌؟ جز اینکه زندانی شود یا (مبتلا به) عذابی دردناک (گردد).» quran_en_fa He said: "It was she that sought to seduce me - from my (true) self." And one of her household saw (this) and bore witness, (thus):- "If it be that his shirt is rent from the front, then is her tale true, and he is a liar! یوسف گفت: او از من خواستار کام جویی شد. و گواهی از خاندان بانو چنین داوری کرد: اگر پیراهن یوسف از جلو پاره شده، بانو راست می‌گوید و یوسف دروغگوست.///یوسف گفت: او از من خواستار کام جویی شد. و گواهی از خاندان بانو چنین داوری کرد: اگر پیراهن یوسف از جلو پاره شده، بانو راست می‌گوید و یوسف دروغگوست.///یوسف گفت: او در پى کامجویى از من بود و مرا به خود خواند. و یکى از کسان زن گواهى داد که اگر جامه‌اش از پیش دریده است زن راست مى‌گوید و او دروغگوست.///یوسف گفت: او از من کام خواست. و شاهدى از خانواده‌ى آن زن شهادت داد که اگر پیراهن او از جلو چاک خورده، زن راست گفته و او از دروغگویان است/// [یوسف‌] گفت: «او از من کام خواست.» و شاهدى از خانواده آن زن شهادت داد: «اگر پیراهن او از جلو چاک خورده، زن راست گفته و او از دروغگویان است،///[یوسف] گفت: «او بود که از من، کام خواست.» و در این هنگام، شاهدى از خانواده زن، شهادت داد که: «اگر پیراهن یوسف از جلو پاره شده، زن راست مى‌گوید و او از دروغگویان است.///یوسف جواب داد: این زن خود (با وجود انکار من) با من قصد مراوده کرد. و بر صدق دعویش شاهدی از بستگان زن گواهی داد گفت: اگر پیراهن یوسف از پیش دریده، زن راستگو و یوسف از دروغگویان است.///[یوسف‌] گفت او بود که از من کام خواست، و شاهدی از کسان زن شهادت داد که اگر پیراهن او از جلو دریده شده، زن راست می‌گوید و مرد دروغگوست‌///(یوسف) گفت: «او مرا با اصرار به سوی خود دعوت کرد!» و در این هنگام، شاهدی از خانواده آن زن شهادت داد که: «اگر پیراهن او از پیش رو پاره شده، آن آن راست می‌گوید، و او از دروغگویان است.///گفت این آن کام جست از من و گواهی داد گواهی از خاندان آن زن که اگر پیراهنش از پیش دریده باشد راست گوید آن زن و او است از دروغگویان‌///(یوسف) گفت: «او با من (برای کام‌گیری) مراوده‌ای (شهوت‌انگیز) داشت.» و شاهدی از خانواده‌ی آن زن شهادت داد: «اگر پیراهن او از جلو چاک خورده، زن راست گفته، و او از دروغگویان است.» quran_en_fa "But if it be that his shirt is torn from the back, then is she the liar, and he is telling the truth!" و اگر پیراهنش از پشت پاره شده، بانو دروغ می‌گوید و یوسف راستگوست.///و اگر پیراهنش از پشت پاره شده، بانو دروغ می‌گوید و یوسف راستگوست.///و اگر جامه‌اش از پس دریده است، زن دروغ مى‌گوید و او راستگوست.///و اگر پیراهنش از پشت دریده شده، زن دروغ گفته و او از راستگویان است///و اگر پیراهن او از پشت دریده شده، زن دروغ گفته و او از راستگویان است.»///و اگر پیراهن او از پشت پاره شده، زن دروغ می­گوید و او از راستگویان است.»///و اگر پیراهن او از پشت سر دریده، زن دروغگو و یوسف از راستگویان است.///و اگر پیراهنش از پشت دریده شده، زن دروغ می‌گوید و مرد راستگوست‌///و اگر پیراهنش از پشت پاره شده، آن زن دروغ می‌گوید، و او از راستگویان است.»///و اگر جامه او از پشت بشکافته زن دروغ گوید و او است از راستگویان‌///«و اگر پیراهن او از پشت دریده شده، پس زن دروغ گفته و او از راستان است.» quran_en_fa So when he saw his shirt,- that it was torn at the back,- (her husband) said: "Behold! It is a snare of you women! truly, mighty is your snare! پس همسر بانو چون دید پیراهن یوسف از پشت پاره شده، گفت: این [فتنه و فساد] از نیرنگ شما [زنان] است، بی تردید نیرنگ شما بزرگ است.///پس همسر بانو چون دید پیراهن یوسف از پشت پاره شده، گفت: این [فتنه و فساد] از نیرنگ شما [زنان] است، بی تردید نیرنگ شما بزرگ است.///چون دید جامه‌اش از پس دریده است، گفت: این از مکر شما زنان است، که مکر شما زنان مکرى بزرگ است.///پس چون [شوهرش‌] دید پیراهن او از پشت چاک خورده گفت: بى‌شک، این از مکر شما زنان است، که مکر شما بزرگ است///پس چون [شوهرش‌] دید پیراهن او از پشت چاک خورده است گفت: «بى‌شک، این از نیرنگ شما [زنان‌] است، که نیرنگ شما [زنان‌] بزرگ است.»///پس همین که [عزیز مصر] دید پیراهن او از پشت پاره شده است، گفت: «بى‌شک این از نیرنگ شما زنان است. به راستی که نیرنگ شما بزرگ است.»///چون شوهر دید که پیراهن از پشت سر دریده است گفت: این از مکر شما زنان است، که مکر و حیله شما زنان بسیار بزرگ و حیرت‌انگیز است.///و چون دید که پیراهنش از پشت دریده شده [حقیقت را دریافت و] گفت این از مکر شما [زنان‌] است که مکرتان شگرف است‌///هنگامی که (عزیز مصر) دید پیراهن او [= یوسف‌] از پشت پاره شده، گفت: «این از مکر و حیله شما زنان است؛ که مکر و حیله شما زنان، عظیم است!///پس گاهی که دید پیراهنش از پشت بشکافته گفت همانا این از نیرنگ شما زنان است همانا نیرنگ شما است بزرگ‌///پس چون (شوهرش) دید پیراهنش از پشت چاک خورده گفت: «بی‌گمان، این همواره از نیرنگ شما (زنان) است، بی‌چون نیرنگ شما (زنان) بزرگ است.» quran_en_fa "O Joseph, pass this over! (O wife), ask forgiveness for thy sin, for truly thou hast been at fault!" یوسفا! این داستان را ندیده بگیر. و تو [ای بانو!] از گناهت استغفار کن؛ زیرا تو از خطاکارانی.///یوسفا! این داستان را ندیده بگیر. و تو [ای بانو!] از گناهت استغفار کن؛ زیرا تو از خطاکارانی.///اى یوسف، زبان خویش نگه دار، و اى زن، از گناه خود آمرزش بخواه که تو از خطا کارانى.///اى یوسف! از این [پیشامد] درگذر، و اى زن تو نیز براى گناه خود استغفار کن که تو از خطاکاران بوده‌اى/// «اى یوسف، از این [پیشامد] روى بگردان. و تو [اى زن‌] براى گناه خود آمرزش بخواه که تو از خطاکاران بوده‌اى.»///«یوسف! از [افشاى] این ماجرا صرف‌نظر کن.» و «تو نیز [ای زن] براى گناهت استغفار کن، که قطعا از خطاکاران بوده‌اى.»///ای یوسف، از این درگذر (یعنی قضیه را از همه پنهان دار) و (زن را گفت) تو هم از گناه خود توبه کن که سخت از خطاکاران بوده‌ای.///اما یوسف تو از این ماجرا درگذر، و [اما] تو ای زن برای گناهت استغفار کن، چرا که از خطاکاران بوده‌ای‌///یوسف از این موضوع، صرف‌نظر کن! و تو ای زن نیز از گناهت استغفار کن، که از خطاکاران بودی!»///ای یوسف درگذر از این و تو ای زن آمرزش خواه برای گناه خود که هستی تو از لغزشکاران‌///«یوسف! از این (جریان) روی گردان، و تو (ای زن) برای این گناه بدپایانت پوششی بخواه که بی‌گمان تو از خطاکاران بوده‌ای.» quran_en_fa Ladies said in the City: "The wife of the (great) 'Aziz is seeking to seduce her slave from his (true) self: Truly hath he inspired her with violent love: we see she is evidently going astray." و گروهی از زنان در شهر شایع کردند که همسر عزیز [مصر] در حالی که عشق آن نوجوان در درون قلبش نفوذ کرده از او درخواست کام جویی می‌کند؛ یقینا ما او را در گمراهی آشکاری می‌بینیم.///و گروهی از زنان در شهر شایع کردند که همسر عزیز [مصر] در حالی که عشق آن نوجوان در درون قلبش نفوذ کرده از او درخواست کام جویی می‌کند؛ یقینا ما او را در گمراهی آشکاری می‌بینیم.///زنان شهر گفتند: زن عزیز در پى کامجویى از غلام خود شده است و شیفته او گشته است. ما وى را در گمراهى آشکارا مى‌بینیم.///و زنانى در شهر گفتند: زن عزیز از غلام خود کام مى‌خواهد و سخت دلداده‌ى او شده است، به راستى ما او را در گمراهى آشکارى مى‌بینیم///و [دسته‌اى از] زنان در شهر گفتند: «زن عزیز از غلام خود، کام خواسته و سخت خاطرخواه او شده است. به راستى ما او را در گمراهى آشکارى مى‌بینیم.»///گروهى از زنان شهر [که خبردار شدند، زبان به ملامت گشودند و] گفتند: «همسر عزیز از غلام جوانش تمناى کامجویى کرده.» «و عشق [این جوان]، در قلب او نفوذ کرده است.» «ما او را در گمراهى آشکارى مى‌بینیم.»///و زنانی در شهر مصر گفتند: زن عزیز مصر قصد مراوده با غلام خویش داشته و حب او وی را شیفته و فریفته خود ساخته و ما او را (از فرط محبت) کاملا در ضلالت می‌بینیم.///و زنانی در شهر [بودند که‌] گفتند همسر عزیز [مصر] از غلامش کام خواسته است و پاک، دل در گرو محبت او داده است، ما او را در گمراهی آشکار می‌بینیم‌///(این جریان در شهر منعکس شد؛) گروهی از زنان شهر گفتند: «همسر عزیز، جوانش [= غلامش‌] را بسوی خود دعوت می‌کند! عشق این جوان، در اعماق قلبش نفوذ کرده، ما او را در گمراهی آشکاری می‌بینیم!»///و گفتند زنانی در شهر زن عزیز در پی جستن کام از بنده خویش است همانا مهر او دلش را ربوده هر آینه بینیمش در گمراهی آشکار///و زنانی در شهر گفتند: «زن عزیز با (غلام) جوان خود مراوده‌هایی شهوت‌زا می‌کند [: از او کام می‌خواهد] و سخت دلباخته‌ی او شده. به‌راستی ما او را همواره در گمراهی آشکارگری می‌بینیم.» quran_en_fa When she heard of their malicious talk, she sent for them and prepared a banquet for them: she gave each of them a knife: and she said (to Joseph), "Come out before them." When they saw him, they did extol him, and (in their amazement) cut their hands: they said, "Allah preserve us! no mortal is this! this is none other than a noble angel!" پس هنگامی که بانوی کاخ گفتار مکرآمیز آنان را شنید [برای آنکه به آنان ثابت کند که در این رابطه، سخنی نابجا دارند] به مهمانی دعوتشان کرد، و برای آنان تکیه گاه آماده نمود و به هر یک از آنان [برای خوردن میوه] کاردی داد و به یوسف گفت: به مجلس آنان در آی. هنگامی که او را دیدند به حقیقت در نظرشان بزرگ [و بسیار زیبا] یافتند و [از شدت شگفتی و حیرت به جای میوه] دست هایشان را بریدند و گفتند: حاشا که این بشر باشد! او جز فرشته‌ای بزرگوار نیست.///پس هنگامی که بانوی کاخ گفتار مکرآمیز آنان را شنید [برای آنکه به آنان ثابت کند که در این رابطه، سخنی نابجا دارند] به مهمانی دعوتشان کرد، و برای آنان تکیه گاه آماده نمود و به هر یک از آنان [برای خوردن میوه] کاردی داد و به یوسف گفت: به مجلس آنان در آی. هنگامی که او را دیدند به حقیقت در نظرشان بزرگ [و بسیار زیبا] یافتند و [از شدت شگفتی و حیرت به جای میوه] دست هایشان را بریدند و گفتند: حاشا که این بشر باشد! او جز فرشته‌ای بزرگوار نیست.///چون افسونشان را شنید، نزدشان کس فرستاد و براى هر یک تا تکیه دهد متکایى ترتیب داد و به هر یک کاردى داد، و گفت: بیرون آى تا تو را بنگرند. چون او را دیدند، بزرگش شمردند و دست خویش ببریدند و گفتند: معاذ الله، این آدمى نیست، این جز فرشته‌اى بزرگوار نیست.///پس همین که [همسر عزیز] مکرشان را بشنید، در پى آنان فرستاد و محفلى برایشان آماده ساخت و به هر یک از آنها [میوه و] کاردى داد و به یوسف گفت: بر آنان درآى. پس چون زنان او را دیدند [حیران وى شده‌] بزرگش یافتند [و از شدت هیجان‌] دست‌هاى خود را بریدند و گفت///پس چون [همسر عزیز] از مکرشان اطلاع یافت، نزد آنان [کسى‌] فرستاد، و محفلى برایشان آماده ساخت، و به هر یک از آنان [میوه و] کاردى داد و [به یوسف‌] گفت: «بر آنان درآى.» پس چون [زنان‌] او را دیدند، وى را بس شگرف یافتند و [از شدت هیجان‌] دستهاى خود را بریدند و گفتند: «منزه است خدا، این بشر نیست، این جز فرشته‌اى بزرگوار نیست.»///پس چون [همسر عزیز، بدگویى زنان مصر و] نیرنگ آنان را شنید، کسى را به سراغ آنها فرستاد و [مجلس باشکوهى ترتیب داد و] براى آنان پشتى [های گران‌بها] آماده کرد و به هر یک چاقویى داد [تا میوه میل کنند]. در این حال، به یوسف گفت: «بر زنان وارد شو!» همین که او را دیدند، بزرگش یافتند و [چنان مبهوت او شدند که به جاى میوه] دست‌هاى خود را بریدند و گفتند: «پناه بر خدا! این بشر نیست. بلکه فرشته‌اى بزرگوار است!»///چون (زلیخا) ملامت زنان مصری را درباره خود شنید فرستاد و از آنها دعوت کرد و (مجلسی بیاراست و) به احترام هر یک بالش و تکیه‌گاهی بگسترد و به دست هر یک کاردی (و ترنجی) داد و (آن گاه با زیب و زیور یوسف را بیاراست و) به او گفت که به مجلس این زنان درآ، چون زنان مصری یوسف را دیدند بس بزرگش یافتند و دستهای خود (به جای ترنج) بریدند و گفتند حاش لله که این پسر نه آدمی است بلکه فرشته بزرگ حسن و زیبایی است.///و چون بدگویی ایشان را شنید [کسی را برای دعوت‌] به سوی ایشان فرستاد و برای آنان مجلسی آماده ساخت و به هر یک از آنان کاردی داد و [به یوسف‌] گفت بر آنان ظاهر شو، آنگاه که دیدندش بس بزرگش یافتند و [از بی‌حواسی‌] دستانشان را [به جای ترنج‌] بریدند و گفتند پناه بر خدا، این آدمیزاده نیست، این جز فرشته‌ای گرامی نیست‌///هنگامی که (همسر عزیز) از فکر آنها باخبر شد، به سراغشان فرستاد (و از آنها دعوت کرد)؛ و برای آنها پشتی (گرانبها، و مجلس باشکوهی) فراهم ساخت؛ و به دست هر کدام، چاقویی (برای بریدن میوه) داد؛ و در این موقع (به یوسف) گفت: «وارد مجلس آنان شو!» هنگامی که چشمشان به او افتاد، او را بسیار بزرگ (و زیبا) شمردند؛ و (بی‌توجه) دستهای خود را بریدند؛ و گفتند: «منزه است خدا! این بشر نیست؛ این یک فرشته بزرگوار است!»///پس هنگامی که بشنید آن زن آنان را پی ایشان فرستاد و فراهم کرد برای هر یک بالشی و داد به هرکدام از ایشان کاردی و گفت برون آی بر ایشان پس گاهی که بدیدندش بزرگش شمردند و بریدند دستهای خویش را و گفتند هرگز به خدا نباشد این بشری نیست او مگر فرشته گرامی‌///پس چون (همسر عزیز) مکر زنان را شنید، نزد آنان (کسی را) فرستاد و محفلی با تکیه‌گاهی (فرح‌بخش) برایشان آماده ساخت و به هریک از آنان کاردی داد و (به یوسف) گفت: «بر (دیدار) آنان (از نهان‌گاهت‌) برون آی.» پس چون (زنان) او را دیدند، وی را بس شگرف یافتند و (از شدت هیجان) دست‌های خود را (به جای میوه‌ها) همی بریدند و گفتند: «منزه است خدا! این بشر نیست! این جز فرشته‌ای بزرگوار نیست!» quran_en_fa She said: "There before you is the man about whom ye did blame me! I did seek to seduce him from his (true) self but he did firmly save himself guiltless!.... and now, if he doth not my bidding, he shall certainly be cast into prison, and (what is more) be of the company of the vilest!" بانوی کاخ گفت: این همان کسی است که مرا درباره عشق او سرزنش کردید. به راستی من از او خواستار کام جویی شدم، ولی او در برابر خواست من به شدت خودداری کرد، و اگر فرمانم را اجرا نکند یقینا خوار و حقیر به زندان خواهد رفت.///بانوی کاخ گفت: این همان کسی است که مرا درباره عشق او سرزنش کردید. به راستی من از او خواستار کام جویی شدم، ولی او در برابر خواست من به شدت خودداری کرد، و اگر فرمانم را اجرا نکند یقینا خوار و حقیر به زندان خواهد رفت.///گفت: این همان است که مرا در باب او ملامت مى‌کردید. من در پى کامجویى از او بودم و او خویشتن نگه داشت. اگر آنچه فرمانش مى‌دهم نکند، به زندان خواهد افتاد و خوار خواهد شد.///گفت: این همان است که در باره‌ى او ملامتم مى‌کردید. آرى، من از او کام خواستم و او خویشتن نگاه داشت، و اگر آنچه را دستورش مى‌دهم نکند، قطعا زندانى خواهد شد و حتما از حقیران خواهد گردید/// [زلیخا] گفت: «این همان است که در باره او سرزنشم مى‌کردید. آرى، من از او کام خواستم و [لى‌] او خود را نگاه داشت، و اگر آنچه را به او دستور مى‌دهم نکند قطعا زندانى خواهد شد و حتما از خوارشدگان خواهد گردید.»///[همسر عزیز] گفت: «این همان کسى است که مرا به خاطر [عشق] او سرزنش می‌کردید. من از او کام خواستم، ولى او خوددارى کرد. و اگر آنچه را به او دستور مى‌دهم، انجام ندهد، حتما زندانى خواهد شد و از خوار شدگان خواهد بود.»///گفت: این است غلامی که مرا در محبتش ملامت کردید! آری من خود از وی تقاضای مراوده کردم و او عفت ورزید و اگر از این پس هم خواهش مرا رد کند البته زندانی شود و از خوارشدگان گردد.///[زلیخا] گفت این همان کسی است که شما به خاطر او مرا سرزنش می‌کردید، و من از او کام خواسته بودم، ولی او خویشتنداری‌ورزید، و اگر آنچه به او دستور می‌دهم نکند، به زندان خواهد افتاد و خوار و زبون خواهد شد///(همسر عزیز) گفت: «این همان کسی است که بخاطر (عشق) او مرا سرزنش کردید! (آری،) من او را به خویشتن دعوت کردم؛ و او خودداری کرد! و اگر آنچه را دستور می‌دهم انجام ندهد، به زندان خواهد افتاد؛ و مسلما خوار و ذلیل خواهد شد!»///گفت این است آنکه مرا بدو نکوهش می‌کردید و همانا کام از او خواستم ولی خودداری کرد و اگر نکند آنچه بفرمایمش همانا زندانی شود و هر آینه بگردد از زبونان‌///(زلیخا) گفت: «این همان (فرشته‌ی بزرگوار) است که درباره‌ی او سرزنشم می‌کردید. بی‌چون، من همواره با او رفت و آمدهایی شهوت‌زا (برای کام‌گیری از او) داشتم، ولی او بسی جویا و پویای نگهبانی خود بود. و اگر آنچه را که به آن دستورش می‌دهم عمل نکند به‌راستی زندانی شود و بی‌چون و بی‌امان از خوارشدگان گردد.» quran_en_fa He said: "O my Lord! the prison is more to my liking than that to which they invite me: Unless Thou turn away their snare from me, I should (in my youthful folly) feel inclined towards them and join the ranks of the ignorant." یوسف گفت: پروردگارا! زندان نزد من محبوب‌تر است از عملی که مرا به آن می‌خوانند، و اگر نیرنگشان را از من نگردانی به آنان رغبت می‌کنم و از نادانان می‌شوم.///یوسف گفت: پروردگارا! زندان نزد من محبوب‌تر است از عملی که مرا به آن می‌خوانند، و اگر نیرنگشان را از من نگردانی به آنان رغبت می‌کنم و از نادانان می‌شوم.///گفت: اى پروردگار من، براى من زندان دوست داشتنى‌تر است از آنچه مرا بدان مى‌خوانند؛ و اگر مکر این زنان را از من نگردانى، به آنها میل مى‌کنم و در شمار نادانان درمى‌آیم.///[یوسف‌] گفت: پروردگارا! زندان براى من از آنچه مرا به آن مى‌خوانند محبوب‌تر است، و اگر مکرشان را از من بازنگردانى به سوى آنان میل خواهم کرد و از نادانان خواهم شد/// [یوسف‌] گفت: «پروردگارا، زندان براى من دوست‌داشتنى‌تر است از آنچه مرا به آن مى‌خوانند، و اگر نیرنگ آنان را از من بازنگردانى، به سوى آنان خواهم گرایید و از [جمله‌] نادانان خواهم شد.»///[یوسف] گفت: «پروردگارا! زندان نزد من، محبوب‌تر است از آنچه مرا به سوى آن مى‌خوانند. و اگر نیرنگشان را از من نگردانى، به آنان مى‌گرایم و از جاهلان خواهم بود.»///یوسف گفت: ای خدا، مرا رنج زندان خوشتر از این کار زشتی است که اینان از من تقاضا دارند و اگر تو حیله این زنان را از من دفع نفرمایی به آنها میل کرده و از اهل جهل (و شقاوت) گردم.///[یوسف‌] گفت پروردگارا زندان برای من خوشتر است از آنچه مرا به آن می‌خوانند، و اگر مکر آنان را از من باز نداری، به آنان می‌گرایم و از نادانان می‌گردم‌///(یوسف) گفت: «پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از آنچه اینها مرا بسوی آن می‌خوانند! و اگر مکر و نیرنگ آنها را از من باز نگردانی، بسوی آنان متمایل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود!»///گفت پروردگارا زندان مرا خوشتر است از آنچه خوانندم بسوی آن و اگر بازنگردانی از من نیرنگ ایشان را آهنگشان کنم و بشوم از نادانان‌///(یوسف) گفت: «پروردگارم! زندان (تن) برای من از آنچه مرا به آن می‌خوانند دوست‌داشتنی‌تر است، و اگر نیرنگ آنان را از من بازنگردانی، کودکانه سوی آنان خواهم گرایید و از (جمله‌ی) نادانان خواهم بود.» quran_en_fa So his Lord hearkened to him (in his prayer), and turned away from him their snare: Verily He heareth and knoweth (all things). پس پروردگارش خواسته‌اش را اجابت کرد و نیرنگ زنان را از او بگردانید؛ زیرا خدا شنوا و داناست.///پس پروردگارش خواسته‌اش را اجابت کرد و نیرنگ زنان را از او بگردانید؛ زیرا خدا شنوا و داناست.///پروردگارش دعایش را اجابت کرد و مکر زنان از او دور کرد. زیرا خدا شنوا و داناست.///پس پروردگارش دعاى او را اجابت کرد و مکر زنان را از او بگردانید. آرى او شنواى داناست///پس، پروردگارش [دعاى‌] او را اجابت کرد و نیرنگ آنان را از او بگردانید. آرى، او شنواى داناست.///پروردگارش [درخواست] او را اجابت کرد و نیرنگ زنان را از او گرداند، همانا او شنواى داناست.///خدایش هم دعای او را مستجاب کرده و مکر و دسایس آن زنان را از او بگردانید، که خداوند شنوا و داناست.///آنگاه پروردگارش [درخواست‌] او را اجابت کرد و مکر آنان را از او باز داشت، چرا که او شنوای داناست‌///پروردگارش دعای او را اجابت کرد؛ و مکر آنان را از او بگردانید؛ چرا که او شنوا و داناست!///پس پذیرفت از او پروردگارش و برگردانید از او نیرنگ آنان را همانا او است شنوای دانا///پس، پروردگارش خواسته‌اش را برایش اجابت کرد و نیرنگ زنان را از او بازگردانید. بی‌گمان او، (هم) او بسیار شنوای بس داناست. quran_en_fa Then it occurred to the men, after they had seen the signs, (that it was best) to imprison him for a time. آن گاه آنان پس از آنکه نشانه‌ها [ی پاکی و پاکدامنی یوسف] را دیده بودند، عزمشان بر این جزم شد که تا مدتی او را به زندان اندازند.///آن گاه آنان پس از آنکه نشانه‌ها [ی پاکی و پاکدامنی یوسف] را دیده بودند، عزمشان بر این جزم شد که تا مدتی او را به زندان اندازند.///پس با آن نشانها که دیده بودند، تصمیم کردند که چندى به زندانش بیفکنند.///آن‌گاه پس از دیدن همه نشانه‌هاى [پاکى یوسف‌] به نظرشان رسید که او را تا چندى به زندان افکنند///آنگاه پس از دیدن آن نشانه‌ها، به نظرشان آمد که او را تا چندى به زندان افکنند.///آن­گاه، با این که نشانه‌ها [و دلایلی بر پاکدامنى یوسف] دیدند، تصمیم گرفتند که او را تا مدتى زندانى کنند.///و با آنکه دلایل روشن (پاکدامنی و عصمت یوسف) را دیدند باز چنین صلاح دانستند که وی را چندی زندانی کنند.///سپس، بعد از آنکه نشانه‌ها را دیدند، بهتر آن دیدند که او را تا مدت زمانی زندانی کنند///و بعد از آنکه نشانه‌های (پاکی یوسف) را دیدند، تصمیم گرفتند او را تا مدتی زندانی کنند!///سپس نمایان شد برای ایشان پس از آنکه دیدند نشانیها را که هر آینه به زندانش افکنند تا زمانی‌///سپس پس از دیدن آن نشانه‌ها، به نظرشان آمد که او را بی‌چون تا چندی بی‌امان به زندان افکنند. quran_en_fa Now with him there came into the prison two young men. Said one of them: "I see myself (in a dream) pressing wine." said the other: "I see myself (in a dream) carrying bread on my head, and birds are eating, thereof." "Tell us" (they said) "The truth and meaning thereof: for we see thou art one that doth good (to all)." و دو غلام [پادشاه مصر] با یوسف به زندان افتادند. یکی از آن دو نفر گفت: من پی در پی خواب می‌بینم که [برای] شراب، [انگور] می‌فشارم، و دیگری گفت: من خواب می‌بینم که بر سر خود نان حمل می‌کنم [و] پرندگان از آن می‌خورند، از تعبیر آن ما را خبر ده؛ زیرا ما تو را از نیکوکاران می‌دانیم.///و دو غلام [پادشاه مصر] با یوسف به زندان افتادند. یکی از آن دو نفر گفت: من پی در پی خواب می‌بینم که [برای] شراب، [انگور] می‌فشارم، و دیگری گفت: من خواب می‌بینم که بر سر خود نان حمل می‌کنم [و] پرندگان از آن می‌خورند، از تعبیر آن ما را خبر ده؛ زیرا ما تو را از نیکوکاران می‌دانیم.///دو جوان نیز با او به زندان افتادند. یکى از آن دو گفت: در خواب، خود را دیدم که انگور مى‌فشارم. دیگرى گفت: خود را دیدم که نان بر سر نهاده مى‌برم و پرندگان از آن مى‌خورند. ما را از تعبیر آن آگاه کن، که از نیکوکارانت مى‌بینیم.///و دو جوان با یوسف وارد زندان شدند. [روزى‌] یکى از آنها گفت: من خویشتن را به خواب دیدم که [انگور براى‌] شراب مى‌فشارم، و دیگرى گفت: من خود را به خواب دیدم که بر روى سرم نان مى‌برم و پرندگان از آن مى‌خورند، ما را از تعبیرش آگاه کن که ما تو را از نیکوکا///و دو جوان با او به زندان درآمدند. [روزى‌] یکى از آن دو گفت: «من خویشتن را [به خواب‌] دیدم که [انگور براى‌] شراب مى‌فشارم»؛ و دیگرى گفت: «من خود را [به خواب‌] دیدم که بر روى سرم نان مى‌برم و پرندگان از آن مى‌خورند. به ما از تعبیرش خبر ده، که ما تو را از نیکوکاران مى‌بینیم.»///و با یوسف، دو جوان دیگر وارد زندان شدند. یکى از آن دو گفت: «من در خواب، خودم را دیدم که [براى‌] شراب، [انگور] مى‌فشارم.» و دیگرى گفت: «من خود را در خواب دیدم که بر سرم نانى مى‌برم و پرندگان از آن مى‌خورند. ما را از تعبیر خوابمان آگاه ساز که ما تو را از نیکوکاران مى‌بینیم.»///و با یوسف دو جوان دیگر هم (از ندیمان و خاصان شاه) زندانی شدند. یکی از آنها گفت: من در خواب دیدمی که انگور برای شراب می‌افشرم، و دیگری گفت: من در خواب دیدمی که بر بالای سر خود طبق نانی می‌برم و مرغان هوا از آن به منقار می‌خورند، (یوسفا) ما را از تعبیر آن آگاه کن، که تو را از نیکوکاران (و دانشمندان عالم) می‌بینیم.///و همراه او دو جوان وارد زندان شدند، یکی از آن دو [به یوسف‌] گفت من به خواب دیده‌ام که [انگور برای‌] شراب می‌فشارم و دیگری گفت من به خواب دیده‌ام که بالای سرم نان می‌برم که پرندگان از آن می‌خورند، ما را از تعبیر آن آگاه کن، که تو را از نیکوکاران می‌یابیم‌///و دو جوان، همراه او وارد زندان شدند؛ یکی از آن دو گفت: «من در خواب دیدم که (انگور برای) شراب می‌فشارم!» و دیگری گفت: «من در خواب دیدم که نان بر سرم حمل می‌کنم؛ و پرندگان از آن می‌خورند؛ ما را از تعبیر این خواب آگاه کن که تو را از نیکوکاران می‌بینیم.»///و درون شدند با وی زندان را دو جوان گفت یکیشان همانا به خواب دیدم خویش را که انگوری می‌فشارم و دیگری گفت دیدم به خواب خویش را که برگرفتم بر سر خود نانی که می‌خوردند پرندگان از آن آگهی ده ما را از تعبیر آن که بینیمت هر آینه از نکوکاران‌///و دو جوان با او به زندان در آمدند. یکی از آن دو گفت: «من خویشتن را (به خواب) دیدم که (انگور برای) شرابی می‌فشارم.» و دیگری گفت: «من خود را (به خواب) دیدم که بر روی سرم نانی می‌برم و پرندگان از آن می‌خورند. ما را از تعبیرش خبری مهم ده، که ما تو را به‌راستی از نیکوکاران می‌بینیم.» quran_en_fa He said: "Before any food comes (in due course) to feed either of you, I will surely reveal to you the truth and meaning of this ere it befall you: that is part of the (duty) which my Lord hath taught me. I have (I assure you) abandoned the ways of a people that believe not in Allah and that (even) deny the Hereafter. گفت: هیچ جیره غذایی برای شما نمی‌آید مگر آنکه من شما را پیش از آمدنش از تعبیر آن خواب آگاه می‌کنم، این از حقایقی است که خدا به من آموخته است؛ زیرا من آیین مردمی را که به خدا ایمان ندارند و به سرای آخرت کافرند، رها کرده‌ام.///گفت: هیچ جیره غذایی برای شما نمی‌آید مگر آنکه من شما را پیش از آمدنش از تعبیر آن خواب آگاه می‌کنم، این از حقایقی است که خدا به من آموخته است؛ زیرا من آیین مردمی را که به خدا ایمان ندارند و به سرای آخرت کافرند، رها کرده‌ام.///گفت: طعام روزانه شما هنوز نیامده باشد که پیش از آن شما را از تعبیر آن خوابها چنان که پروردگارم به من آموخته است خبر مى‌دهم. من کیش مردمى را که به خداى یکتا ایمان ندارند و به روز قیامت کافرند، ترک کرده‌ام.///گفت: تا غذایى را که روزى خواهید شد برایتان بیاورند، من از تعبیر آن پیش از آن که وقوع یابد شما را آگاه مى‌سازم، و این از آن چیزهایى است که پروردگارم به من آموخته است. من آیین قومى را که به خداوند ایمان ندارند و منکر آخرتند رها کرده‌ام///گفت: «غذایى را که روزى شماست براى شما نمى‌آورند مگر آنکه من از تعبیر آن به شما خبر مى‌دهم پیش از آنکه [تعبیر آن‌] به شما برسد. این از چیزهایى است که پروردگارم به من آموخته است. من آیین قومى را که به خدا اعتقاد ندارند و منکر آخرتند رها کرده‌ام،///[یوسف] گفت: «من پیش از آن که جیره‌ی غذایى شما برسد، شما را از تأویل خوابتان آگاه خواهم ساخت. این از حقایقی است که پروردگارم به من آموخته است. من آیین قومى را که به خدا ایمان ندارند و به قیامت کفر مى‌ورزند، ترک گفتم.///یوسف در پاسخ آنها گفت: من شما را پیش از آنکه طعام آید و تناول کنید به تعبیر خوابتان آگاه می‌سازم، که این علم از چیزهایی است که خدای به من آموخته است، زیرا که من آیین گروهی را که به خدا بی‌ایمان و به آخرت کافرند ترک گفتم.///[یوسف‌] گفت خوراکی برایتان نمی‌آید که بخوریدش مگر آنکه پیش از آمدن آن، شما را از تعبیر آن [خواب‌] آگاه می‌کنم، این از چیزهایی است که پروردگارم به من آموخته است، که من آیین مردمی را که به خداوند ایمان ندارند، و هم ایشان آخرت را منکرند، رها کرده‌ام‌///(یوسف) گفت: «پیش از آنکه جیره غذایی شما فرا رسد، شما را از تعبیر خوابتان آگاه خواهم ساخت. این، از دانشی است که پروردگارم به من آموخته است. من آیین قومی را که به خدا ایمان ندارند، و به سرای دیگر کافرند، ترک گفتم (و شایسته چنین موهبتی شدم)!///گفت نیاید شما را خوراکی که روزیمند شویدش جز آنکه آگهیتان دهم به سرانجامش پیش از آنکه بیاید شما را این از آن است که بیاموخت مرا پروردگارم همانا من رها کردم آئین گروهی را که ایمان نیاورند به خدا و ایشانند به آخرت کافران‌///گفت: «غذایی را که روزی شما می‌گردد برای شما نمی‌آید مگر آنکه من از واقعیت و پیامدش به شما خبری مهم می‌دهم. پیش از آنکه آن غذا برایتان بیاید، این برای شما دو تن از همان چیزهایی است که پروردگارم به من آموخته. من آیین قومی را که به خدا اعتقاد ندارند - و همانانند که به روز بازپسین کافرانند - رها کردم‌» quran_en_fa "And I follow the ways of my fathers,- Abraham, Isaac, and Jacob; and never could we attribute any partners whatever to Allah: that (comes) of the grace of Allah to us and to mankind: yet most men are not grateful. و [از ابتدا] از آیین پدرانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب پیروی کرده‌ام، برای ما شایسته نیست که چیزی را شریک خدا قرار دهیم. این از فضل خدا بر ما و بر مردم است، ولی بیشتر مردم ناسپاسند.///و [از ابتدا] از آیین پدرانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب پیروی کرده‌ام، برای ما شایسته نیست که چیزی را شریک خدا قرار دهیم. این از فضل خدا بر ما و بر مردم است، ولی بیشتر مردم ناسپاسند.///من پیرو کیش پدرانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب هستم و ما را نسزد که هیچ چیز را شریک خدا قرار دهیم. این فضیلتى است که خدا بر ما و بر مردم دیگر ارزانى داشته است ولى بیشتر مردم ناسپاسند.///و از آیین پدران خویش ابراهیم و اسحاق و یعقوب پیروى کرده‌ام. براى ما سزاوار نیست که چیزى را شریک خدا کنیم. این از کرم خدا بر ما و بر مردم است، ولى بیشتر مردم ناسپاسند///و آیین پدرانم، ابراهیم و اسحاق و یعقوب را پیروى نموده‌ام. براى ما سزاوار نیست که چیزى را شریک خدا کنیم. این از عنایت خدا بر ما و بر مردم است، ولى بیشتر مردم سپاسگزارى نمى‌کنند.///و آیین پدرانم، ابراهیم و اسحاق و یعقوب را پیروى کردم. براى ما سزاوار نیست که چیزى را شریک خداوند قرار دهیم. این از فضل خدا بر ما و بر مردم است، ولى بیشتر مردم سپاس‌گزارى نمى‌کنند.///و از آیین پدرانم ابراهیم (خلیل) و اسحاق و یعقوب (که دین توحید و خداپرستی است) پیروی کردم، در آیین ما هرگز نباید چیزی را با خدا شریک گردانیم، این از فضل و عطای خداست بر ما و بر همه مردم لیکن اکثر مردمان شکر به جا نمی‌آورند.///و از آیین پدرانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب پیروی کرده‌ام سزاوار نیست که ما هیچ‌گونه شریکی برای خدا قائل شویم، این از فضل الهی در حق ما و در حق مردم است، ولی بیشترینه مردم سپاس نمی‌گزارند///من از آیین پدرانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب پیروی کردم! برای ما شایسته نبود چیزی را همتای خدا قرار دهیم؛ این از فضل خدا بر ما و بر مردم است؛ ولی بیشتر مردم شکرگزاری نمی‌کنند!///و پیروی کردم آئین پدرانم ابراهیم و اسحق و یعقوب را نرسد ما را که شرک ورزیم به خدا چیزی این از فضل خداوند است بر ما و بر مردم لیکن بیشتر مردم سپاس نگزارند///«و آیین پدرانم -ابراهیم و اسحاق و یعقوب- را پیروی نمودم. برای ما هرگز سزاوار نبوده که هیچ چیزی را شریک خدا کنیم. این (فضیلت) از فضل خداست بر ما و بر مردم‌؛ ولی بیشتر مردم سپاسگزاری نمی‌کنند.» quran_en_fa "O my two companions of the prison! (I ask you): are many lords differing among themselves better, or the One Allah, Supreme and Irresistible? ای دو یار زندان! آیا معبودان متعدد و متفرق بهتر است یا خدای یگانه مقتدر؟///ای دو یار زندان! آیا معبودان متعدد و متفرق بهتر است یا خدای یگانه مقتدر؟///اى دو زندانى، آیا خدایان متعدد بهتر است یا الله آن خداوند یکتاى غالب بر همگان؟///اى دو رفیق زندانى‌ام! آیا خدایان پراکنده بهترند یا خداى یگانه قهار///اى دو رفیق زندانیم، آیا خدایان پراکنده بهترند یا خداى یگانه مقتدر؟///اى دو یار زندانى من! آیا خدایان متعدد و گوناگون بهتر است، یا خداوند یکتاى مقتدر؟///ای دو رفیق زندان من، آیا خدایان متفرق (بی‌حقیقت مانند بتان و فراعنه و غیره) بهترند یا خدای یکتای قاهر و غالب؟///[سپس گفت‌] ای دو هم زندان من آیا خدایان گوناگون بهتر است یا خداوند یگانه قهار؟///ای دوستان زندانی من! آیا خدایان پراکنده بهترند، یا خداوند یکتای پیروز؟!///ای دو یار زندانم آیا پروردگارانی پراکنده بهترند یا خداوند یگانه سخت‌گیر///«ای دو همراه زندانیم! آیا خدایان پراکنده بهترند یا خدای یگانه‌ی بسی برومند و چیره‌؟» quran_en_fa "If not Him, ye worship nothing but names which ye have named,- ye and your fathers,- for which Allah hath sent down no authority: the command is for none but Allah: He hath commanded that ye worship none but Him: that is the right religion, but most men understand not... شما به جای خدا جز [بت هایی] با نام هایی بی اثر و بی معنا که خود و پدرانتان آنها را نامگذاری کرده‌اید نمی‌پرستید، خدا [که صاحب اختیار همه هستی است] هیچ دلیلی بر [حقانیت آنها برای پرستش] نازل نکرده است. حکم فقط ویژه خداست، او فرمان داده که جز او را نپرستید. دین درست و راست و آیین پابرجا و حق همین است، ولی بیشتر مردم [حقایق را] نمی‌دانند.///شما به جای خدا جز [بت هایی] با نام هایی بی اثر و بی معنا که خود و پدرانتان آنها را نامگذاری کرده‌اید نمی‌پرستید، خدا [که صاحب اختیار همه هستی است] هیچ دلیلی بر [حقانیت آنها برای پرستش] نازل نکرده است. حکم فقط ویژه خداست، او فرمان داده که جز او را نپرستید. دین درست و راست و آیین پابرجا و حق همین است، ولی بیشتر مردم [حقایق را] نمی‌دانند.///نمى‌پرستید سواى خداى یکتا، مگر بتانى را که خود و پدرانتان آنها را به نامهایى خوانده‌اید و خدا حجتى بر اثبات آنها نازل نکرده است. حکم جز حکم خدا نیست. فرمان داده است که جز او را نپرستید. این است دین راست و استوار، ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///شما غیر خدا، جز نام‌هایى را که خود و پدرانتان آنها را نامیده‌اید، نمى‌پرستید که خداوند بر آن هیچ دلیلى نازل نکرده است. حکم فقط از آن خداست [و] فرمان داده است غیر او را نپرستید. این دین استوار است، ولى بیشتر مردم نمى‌دانند///شما به جاى او جز نامهایى [چند] را نمى‌پرستید که شما و پدرانتان آنها را نامگذارى کرده‌اید، و خدا دلیلى بر [حقانیت‌] آنها نازل نکرده است. فرمان جز براى خدا نیست. دستور داده که جز او را نپرستید. این است دین درست، ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///آنچه شما جز خداوند مى‌پرستید، اسم‌هایى [بى­مسما] هستند که شما و پدرانتان آنها را [خدا] نامیده‌اید. خداوند هیچ دلیلى بر [حقانیت] آن نفرستاده است. کسى جز خداوند حق فرمانروایى ندارد، او دستور داده که غیر او را نپرستید. این دین پابرجا و استوار است، ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///(و بدانید که) آنچه غیر از خدا می‌پرستید، جز اسمائی (بی‌حقیقت و الفاظی بی‌معنی) نیست که شما خود و پدرانتان نامیده (و ساخته) اید، خدا هیچ حجتی بر آن نفرستاده، تنها حکمفرمای عالم وجود خداست، امر فرموده که جز آن ذات پاک یکتا کسی را نپرستید، این توحید آیین محکم است لیکن اکثر مردم بر این حقیقت آگه نیستند.///شما به جای او [خدا]، جز نامهایی که خودتان و پدرانتان گذارده‌اید، نمی‌پرستید که خداوند بر آن هیچ‌گونه برهانی نفرستاده است، حکم نیست مگر خداوند را، [که‌] فرمان داده است که جز او را مپرستید، این دین استوار است، ولی بیشترینه مردم نمی‌دانند///این معبودهایی که غیر از خدا می‌پرستید، چیزی جز اسمهائی (بی‌مسما) که شما و پدرانتان آنها را خدا نامیده‌اید، نیست؛ خداوند هیچ دلیلی بر آن نازل نکرده؛ حکم تنها از آن خداست؛ فرمان داده که غیر از او را نپرستید! این است آیین پابرجا؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند!///نمی‌پرستید جز او مگر نامهائی که نامیدید شما و پدران شما نفرستاده است خدا بدانها فرمانی نیست فرمان جز برای خدا فرمود که نپرستید جز او را این است دین استوار و لیکن بیشتر مردم نمی‌دانند///«شما بجز او، جز نام‌هایی (بی‌نشان) را نمی‌پرستید که شما و پدرانتان آنها را نامگذاری کرده‌اید (و) خدا دلیلی سلطه‌گر بر (حقانیت) آنها نازل نکرده است. فرمان جز برای خدا نیست (که‌) فرمان داده جز او را نپرستید. این است دین درست پای‌برجا و راستا و پر بها؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.» quran_en_fa "O my two companions of the prison! As to one of you, he will pour out the wine for his lord to drink: as for the other, he will hang from the cross, and the birds will eat from off his head. (so) hath been decreed that matter whereof ye twain do enquire"... ای دو یار زندان! اما یکی از شما [از زندان رهایی می‌یابد و] سرور خود را شراب می‌نوشاند، اما دیگری به دار آویخته می‌شود و پرندگان از سر او خواهند خورد. تعبیر خوابی که از من جویا شدید، تحققش قطعی و انجامش حتمی شده است.///ای دو یار زندان! اما یکی از شما [از زندان رهایی می‌یابد و] سرور خود را شراب می‌نوشاند، اما دیگری به دار آویخته می‌شود و پرندگان از سر او خواهند خورد. تعبیر خوابی که از من جویا شدید، تحققش قطعی و انجامش حتمی شده است.///اى دو زندانى، اما یکى از شما براى مولاى خویش شراب ریزد، اما دیگرى را بر دار کنند و پرندگان سر او بخورند. کارى که در باره آن نظر مى‌خواستید به پایان آمده است.///اى دوستان زندانى من! اما یکى از شما خواجه خود را شراب مى‌دهد و اما دیگرى بردار مى‌شود و مرغان از سر او مى‌خورند. موضوعى که شما دو تن از من نظر خواستید قطعى و حتمى است///اى دو رفیق زندانیم، اما یکى از شما به آقاى خود باده مى‌نوشاند، و اما دیگرى به دار آویخته مى‌شود و پرندگان از [مغز] سرش مى‌خورند. امرى که شما دو تن از من جویا شدید تحقق یافت.///اى دوستان زندانیم! اما [تعبیر خواب شما چنین است که] یکى از شما دو نفر [آزاد مى‌شود و] به ارباب خود باده مى‌نوشاند. و اما دیگرى به دار آویخته مى‌شود، [و آن قدر بالاى دار مى‌ماند که] پرندگان از سر او مى‌خورند. امرى که درباره آن از من نظر خواستید، حتمى و قطعى است.»///ای دو رفیق زندان من، اما یکی از شما ساقی شراب شاه خواهد شد و اما آن دیگری به دار آویخته شود و مرغان مغز سر او را بخورند. در قضای الهی راجع به امری که سؤال کردید چنین حکم شده است.///ای دو هم زندان من، اما یکی از شما دو تن به سرور خویش [دوباره‌] شراب می‌نوشاند، و اما دیگری بر دار می‌شود و پرندگان از سر او می‌خورند، چیزی که در باب آن از من نظر خواستید، سرانجام یافته است‌///ای دوستان زندانی من! اما یکی از شما (دو نفر، آزاد می‌شود؛ و) ساقی شراب برای صاحب خود خواهد شد؛ و اما دیگری به دار آویخته می‌شود؛ و پرندگان از سر او می‌خورند! و مطلبی که درباره آن (از من) نظر خواستید، قطعی و حتمی است!»///ای یاران زندان اما یکی از شما بنوشاند خداوند خویش را باده و اما دیگری به دار آویزان شود پس بخورند پرندگان از سرش بگذشت کاری که در آن فتوی می‌خواستید///«ای دو همراه زندانیم! اما یکی از شما به سرور خود باده می‌نوشاند، (و) اما دیگری به دار آویخته می‌شود، سپس پرندگان از سرش می‌خورند. امری که شما دو تن از من جویا می‌شوید تحقق یافته است.» quran_en_fa And of the two, to that one whom he consider about to be saved, he said: "Mention me to thy lord." But Satan made him forget to mention him to his lord: and (Joseph) lingered in prison a few (more) years. و به یکی از آن دو نفر که دانست آزاد می‌شود، گفت: مرا نزد سرور خود یاد کن. ولی شیطان یاد کردن از یوسف را نزد سرورش از یاد او برد؛ در نتیجه چند سالی در زندان ماند.///و به یکی از آن دو نفر که دانست آزاد می‌شود، گفت: مرا نزد سرور خود یاد کن. ولی شیطان یاد کردن از یوسف را نزد سرورش از یاد او برد؛ در نتیجه چند سالی در زندان ماند.///به یکى از آن دو که مى‌دانست رها مى‌شود، گفت: مرا نزد مولاى خود یاد کن. اما شیطان از خاطرش زدود که پیش مولایش از او یاد کند، و چند سال در زندان بماند.///و به یکى از آن دو که مى‌دانست آزاد شدنى است گفت: مرا نزد صاحب خود یاد کن، ولى شیطان یادآورى او را در نزد صاحبش از خاطر وى برد، در نتیجه [یوسف‌] چند سالى در زندان ماند///و [یوسف‌] به آن کس از آن دو که گمان مى‌کرد خلاص مى‌شود، گفت: «مرا نزد آقاى خود به یاد آور.» و [لى‌] شیطان، یادآورى به آقایش را از یاد او برد؛ در نتیجه، چند سالى در زندان ماند.///و [آن­گاه یوسف] به آن زندانى که مى‌دانست آزاد مى‌شود، گفت: «مرا نزد ارباب خود [، پادشاه مصر] به یاد آور.» [ولى] شیطان یادآورى نزد اربابش را، از خاطر او برد و یوسف چند سالى در زندان ماند.///آن گاه از رفیقی که اهل نجاتش یافت درخواست کرد که مرا نزد خواجه خود یاد کن (باشد که چون بی‌تقصیرم بیند از زندانم برهاند) اما شیطان از خاطر آن یار زندانی برد که یوسف را نزد خواجه‌اش یاد کند، بدین سبب در زندان چندین سال محبوس بماند.///و به یکی از آن دو که گمان می‌کرد رهایی یافتنی است، گفت مرا نزد سرورت یاد کن، آنگاه شیطان یاد سرورش را از خاطر او برد، لذا [یوسف‌] چند سال در زندان ماند///و به آن یکی از آن دو نفر، که می‌دانست رهایی می‌یابد، گفت: «مرا نزد صاحبت [= سلطان مصر] یادآوری کن!» ولی شیطان یادآوری او را نزد صاحبش از خاطر وی برد؛ و بدنبال آن، (یوسف) چند سال در زندان باقی ماند.///و گفت بدان که می‌پنداشتش نجات یابنده از آن دو یاد کن مرا نزد خداوند خویش پس فراموشش ساخت شیطان یادآوری خداوندش را پس ماند در زندان چند سال‌///و (یوسف) به آن کس از آن دو که گمان می‌کرد نجات‌یافتنی است، گفت: «مرا نزد آقای خود به یاد آور.» و (اما) شیطان، یادآوری به آقایش را از یادش برد (و) در نتیجه (یوسف) چند سالی در زندان بماند. quran_en_fa The king (of Egypt) said: "I do see (in a vision) seven fat kine, whom seven lean ones devour, and seven green ears of corn, and seven (others) withered. O ye chiefs! Expound to me my vision if it be that ye can interpret visions." و پادشاه [مصر به بارگاه نشینانش] گفت: پی در پی در خواب می‌بینم که هفت گاو لاغر، هفت گاو فربه را می‌خورند، و نیز هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشک را مشاهده می‌کنم؛ شما ای بزرگان! اگر تعبیر خواب می‌دانید درباره خوابم نظر دهید.///و پادشاه [مصر به بارگاه نشینانش] گفت: پی در پی در خواب می‌بینم که هفت گاو لاغر، هفت گاو فربه را می‌خورند، و نیز هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشک را مشاهده می‌کنم؛ شما ای بزرگان! اگر تعبیر خواب می‌دانید درباره خوابم نظر دهید.///پادشاه گفت: در خواب هفت گاو فربه را دیده‌ام که آنها را هفت گاو لاغر مى‌خورند و هفت خوشه سبز دیدم و هفت خوشه خشک. اى خاصگان من، خواب مرا تعبیر کنید، اگر تعبیر خواب مى‌دانید.///و شاه گفت: من در خواب دیدم که هفت گاو فربه را هفت گاو لاغر مى‌خورند، و هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشکیده‌ى دیگر. اى مهتران! اگر خواب تعبیر مى‌کنید، در باره‌ى خواب من نظر بدهید///و پادشاه [مصر] گفت: «من [در خواب‌] دیدم هفت گاو فربه است که هفت [گاو] لاغر آنها را مى‌خورند، و هفت خوشه سبز و [هفت خوشه‌] خشگیده دیگر. اى سران قوم، اگر خواب تعبیر مى‌کنید، در باره خواب من، به من نظر دهید.»///و [روزى] پادشاه [مصر] گفت: «من در خواب هفت گاو چاق دیدم که هفت گاو لاغر آنها را مى‌خورند، و هفت خوشه‌ى سبز و [هفت خوشه‌ى] خشکیده‌ى دیگر [که خشکیده‌ها بر سبزها پیچیدند و آنها را از بین بردند.]. اى بزرگان قوم! اگر تعبیر خواب مى‌کنید، درباره‌ى خوابم به من نظر بدهید.»///و پادشاه مصر (با ملازمان و دانشمندان دربار خود) گفت: من خوابی دیدم که هفت گاو فربه را هفت گاو لاغر می‌خورند و هفت خوشه سبز دیدم و هفت خوشه خشک (که خوشه‌های سبز را نابود کردند)، ای بزرگان ملک مرا به تعبیر این خوابم اگر علم خواب می‌دانید آگاه گردانید.///و پادشاه [مصر] گفت من در خواب هفت گاو ماده فربه دیده‌ام که هفت [گاو] لاغر آنها را می‌خورند، و نیز هفت خوشه سرسبز و هفت دیگر که خشک بوده‌اند [به خواب دیده‌ام‌] ای بزرگان اگر خواب تعبیر می‌کنید، درباره خواب من نظر دهید///پادشاه گفت: «من در خواب دیدم هفت گاو چاق را که هفت گاو لاغر آنها را می‌خورند؛ و هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشکیده؛ (که خشکیده‌ها بر سبزها پیچیدند؛ و آنها را از بین بردند.) ای جمعیت اشراف! درباره خواب من نظر دهید، اگر خواب را تعبیر می‌کنید!»///و گفت پادشاه دیدم در خواب هفت گاو فربه‌ای که می‌خوردندشان هفت گاو لاغر و هفت خوشه سبز و دیگری خشک ای گروه فتوی دهیدم در خوابم اگر خواب را تعبیر توانید///و پادشاه (مصر) گفت: «من (در خواب) می‌بینم هفت گاو فربه را که هفت (گاو) لاغر آنها را می‌خوردند، و هفت خوشه‌ی سبز و (نیز) هفت خوشه‌ی دیگر خشکیده را. ای سران قوم! اگر خواب تعبیر می‌کرده‌اید، درباره‌ی خواب من، به من رأی تازه‌ای بدهید.» quran_en_fa They said: "A confused medley of dreams: and we are not skilled in the interpretation of dreams." گفتند: [این] خواب هایی پریشان و آشفته است و ما به تعبیر خواب‌های پریشان و آشفته دانا نیستیم.///گفتند: [این] خواب هایی پریشان و آشفته است و ما به تعبیر خواب‌های پریشان و آشفته دانا نیستیم.///گفتند: اینها خوابهاى آشفته است و ما را به تعبیر این خوابها آگاهى نیست.///گفتند: [اینها] خواب‌هاى آشفته است و ما به تعبیر خواب‌هاى آشفته آگاه نیستیم///گفتند: «خوابهایى است پریشان، و ما به تعبیر خوابهاى آشفته دانا نیستیم.»///گفتند: «اینها خواب‌هایى پریشان است، و ما تعبیر خواب‌هاى آشفته را نمی‌دانیم.»///آنها گفتند: خوابهای پریشان است و ما تعبیر خوابهای پریشان نمی‌دانیم.///گفتند [اینها] خوابهای پریشان است و ما دانای تعبیر خوابها [ی پریشان‌] نیستیم‌///گفتند: «خوابهای پریشان و پراکنده‌ای است؛ و ما از تعبیر این گونه خوابها آگاه نیستیم!»///گفتند پاره‌ای خوابهای بیهوده است و نیستیم ما تعبیر خوابهای بیهوده را دانایان‌///گفتند: «(این‌ها) پاره‌هایی است پراکنده از خواب‌هایی پریشان، و ما به تعبیر خواب‌های آشفته دانا نیستیم.» quran_en_fa But the man who had been released, one of the two (who had been in prison) and who now bethought him after (so long) a space of time, said: "I will tell you the truth of its interpretation: send ye me (therefore)." از آن دو زندانی آنکه آزاد شده بود و پس از مدتی [یوسف را] به یاد آورد گفت: من یقینا شما را از تعبیر آن آگاه می‌کنم، پس [مرا به زندان] بفرستید.///از آن دو زندانی آنکه آزاد شده بود و پس از مدتی [یوسف را] به یاد آورد گفت: من یقینا شما را از تعبیر آن آگاه می‌کنم، پس [مرا به زندان] بفرستید.///یکى از آن دو که رها شده بود و پس از مدتى به یادش آمده بود، گفت: من شما را از تعبیر آن آگاه مى‌کنم. مرا نزد او بفرستید.///و آن کس از آن دو زندانى که نجات یافته بود و پس از مدتى یوسف را به خاطر آورد گفت: من از تعبیر آن خبرتان مى‌دهم، پس مرا [به زندان‌] بفرستید///و آن کس از آن دو [زندانى‌] که نجات یافته و پس از چندى [یوسف را] به خاطر آورده بود گفت: «مرا به [زندان‌] بفرستید تا شما را از تعبیر آن خبر دهم.»///و یکى از آن دو [زندانى] که نجات یافته و پس از گذشت مدتى [یوسف را] به خاطر آورده بود، گفت: «من از تعبیر آن به شما خبر مى‌دهم، مرا [به سراغ آن جوان زندانى] بفرستید.»///و آن (رفیق زندانی یوسف) که نجات یافته بود و بعد از چندین سال به یاد یوسف افتاد گفت: من شما را به تعبیر این خواب آگاه می‌سازم، مرا (نزد یوسف زندانی) فرستید.///و آن کسی از آن دو تن که رهایی یافته بود، و پس از مدتی [درخواست یوسف را] به یاد آورده بود، گفت من شما را از تعبیر آن آگاه می‌سازم، پس مرا [به زندان یوسف‌] بفرستید///و یکی از آن دو که نجات یافته بود -و بعد از مدتی به خاطرش آمد- گفت: «من تأویل آن را به شما خبر می‌دهم؛ مرا (به سراغ آن جوان زندانی) بفرستید!»///و گفت آنکه نجات یافته بود از آن دو و یاد آمدش پس از نسلی من آگهیتان دهم به تعبیرش پس مرا بفرستید///و آن کس از آن دو (به زندانی) که نجات یافته و پس از چندی (سخن یوسف را) به یاد آورده بود گفت: «مرا (به زندان) بفرستید تا شما را از تعبیر این (خواب) خبری مهم بدهم.» quran_en_fa "O Joseph!" (he said) "O man of truth! Expound to us (the dream) of seven fat kine whom seven lean ones devour, and of seven green ears of corn and (seven) others withered: that I may return to the people, and that they may understand." [سپس به زندان نزد یوسف رفت و گفت:] تو ای یوسف! ای راستگوی [راست کردار!] درباره هفت گاو فربه که هفت [گاو] لاغر آنان را می‌خورند، و هفت خوشه سبز و [هفت خوشه] خشک دیگر، نظرت را برای ما بیان کن. امید است نزد مردم برگردم، باشد که [از تعبیر این خواب عجیب] آگاه شوند.///[سپس به زندان نزد یوسف رفت و گفت:] تو ای یوسف! ای راستگوی [راست کردار!] درباره هفت گاو فربه که هفت [گاو] لاغر آنان را می‌خورند، و هفت خوشه سبز و [هفت خوشه] خشک دیگر، نظرت را برای ما بیان کن. امید است نزد مردم برگردم، باشد که [از تعبیر این خواب عجیب] آگاه شوند.///اى یوسف، اى مرد راستگوى، براى ما تعبیر کن که هفت گاو فربه را هفت گاو لاغر مى‌خورند، و هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشک. باشد که من نزد مردم بازگردم و آنان آگاه گردند.///اى یوسف! اى مرد راستین! در باره‌ى این خواب که هفت گاو فربه را هفت گاو لاغر مى‌خورند و هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشکیده‌ى دیگر، براى ما تعبیر کن تا نزد مردم برگردم شاید آنها [از تعبیر این خواب‌] آگاه شوند/// «اى یوسف، اى مرد راستگوى، در باره [این خواب که‌] هفت گاو فربه، هفت [گاو] لاغر آنها را مى‌خورند، و هفت خوشه سبز و [هفت خوشه‌] خشگیده دیگر؛ به ما نظر ده، تا به سوى مردم برگردم، شاید آنان [تعبیرش را] بدانند.»///«اى یوسف! اى دوست راستگوی! درباره‌ى این [خواب] که هفت گاو چاق را هفت گاو لاغر مى‌خورند و هفت خوشه‌ى سبز و [هفت خوشه‌ى] خشکیده دیگر، به ما نظر بده تا به سوى مردم برگردم، شاید آنان [از دانش و بزرگواری تو] آگاه شوند.»///(در زندان رفت و گفت) یوسفا! ای که هر چه گویی همه راست گویی، ما را به تعبیر این خواب که هفت گاو فربه را هفت گاو لاغر می‌خوردند و هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشک (که آنها را نابود ساختند) آگاه گردان، باشد که نزد مردم بازگردم و (شاه و دیگران همه تعبیر خواب و مقام تو را) بدانند.///ای یوسف، ای صدیق، درباره [خواب‌] هفت گاو ماده فربه که هفت [گاو] لاغر آنها را می‌خورند و هفت خوشه سرسبز و هفت دیگر که خشک بوده‌اند، به ما نظر بده، تا به سوی مردم‌ [ی که منتظرند] برگردم، باشد که باخبر شوند///(او به زندان آمد، و چنین گفت:) یوسف، ای مرد بسیار راستگو! درباره این خواب اظهار نظر کن که هفت گاو چاق را هفت گاو لاغر می‌خورند؛ و هفت خوشه‌تر، و هفت خوشه خشکیده؛ تا من بسوی مردم بازگردم، شاید (از تعبیر این خواب) آگاه شوند!///یوسف ای راستگو فتوی ده ما را در هفت گاو فربه که خورندشان هفت لاغر و هفت خوشه سبز و دیگرانی خشک شاید بازگردم بسوی مردم شاید ایشان بدانند///«یوسف! ای مرد بسی راستگوی راست‌کردار! درباره‌ی (این خواب که) هفت گاو فربه، هفت گاو لاغر آنها را می‌خورند، و هفت خوشه‌ی سبز و هفت (خوشه‌ی) دیگر خشکیده، به ما نظری نو بده. شاید فراسوی مردم برگردم (و) شاید آنان (تعبیر آنها را و صداقت تو را) بدانند.» quran_en_fa (Joseph) said: "For seven years shall ye diligently sow as is your wont: and the harvests that ye reap, ye shall leave them in the ear,- except a little, of which ye shall eat. گفت: هفت سال با تلاش پی گیر زراعت کنید، پس آنچه را درو کردید جز اندکی که خوراک شماست در خوشه‌اش باقی گذارید.///گفت: هفت سال با تلاش پی گیر زراعت کنید، پس آنچه را درو کردید جز اندکی که خوراک شماست در خوشه‌اش باقی گذارید.///گفت: هفت سال پى در پى بکارید و هر چه مى‌دروید، جز اندکى که مى‌خورید، با خوشه انبار کنید.///گفت: هفت سال با جدیت و به طور متوالى مى‌کارید، پس هر چه درو کردید آن را در خوشه‌اش نگاه دارید، جز اندکى را که مى‌خورید///گفت: «هفت سال پى در پى مى‌کارید، و آنچه را درویدید -جز اندکى را که مى‌خورید- در خوشه‌اش واگذارید.///[یوسف] گفت: «هفت سال پیاپى کشت کنید و هر چه درو کردید، جز اندکى را که مى‌خورید، در خوشه‌هایش کنار بگذارید [و ذخیره نمایید].///یوسف گفت: باید هفت سال متوالی زراعت کنید و هر خرمن را که درو کنید جز کمی که قوت خود می‌سازید همه را با خوشه در انبار ذخیره کنید.///[یوسف‌] گفت هفت سال پیاپی مثل همیشه کشت و زرع کنید، و آنچه درو می‌کنید، با خوشه‌اش کنار بگذارید، مگر اندکی که از آن می‌خورید///گفت: «هفت سال با جدیت زراعت می‌کنید؛ و آنچه را درو کردید، جز کمی که می‌خورید، در خوشه‌های خود باقی بگذارید (و ذخیره نمایید).///گفت کشت کنید هفت سال پیاپی پس آنچه را درویدید بگذاریدش در خوشه خود جز اندکی از آنچه می‌خورید///یوسف گفت: «هفت سال پی‌درپی پویا و کوشا با رنجی مداوم می‌کارید، پس آنچه را درویدید - جز اندکی را که می‌خورید - در خوشه‌اش واگذارید.» quran_en_fa "Then will come after that (period) seven dreadful (years), which will devour what ye shall have laid by in advance for them,- (all) except a little which ye shall have (specially) guarded. سپس بعد از آن [هفت سال فراوانی و گشایش] هفت سال سخت و دشوار [پیش] می‌آید که آنچه را برای آن [سال‌ها] ذخیره کرده‌اید مگر اندکی که برای کاشتن نگهداری می‌کنید، می‌خورید.///سپس بعد از آن [هفت سال فراوانی و گشایش] هفت سال سخت و دشوار [پیش] می‌آید که آنچه را برای آن [سال‌ها] ذخیره کرده‌اید مگر اندکی که برای کاشتن نگهداری می‌کنید، می‌خورید.///از آن پس هفت سال سخت مى‌آید، و در آن هفت سال آنچه برایشان اندوخته‌اید بخورند مگر اندکى که نگه مى‌دارید.///آن‌گاه پس از آن، هفت سال قحطى مى‌آید که آنچه از پیش براى آن سال‌ها کنار گذاشته‌اید مى‌خورند جز اندکى از آنچه ذخیره مى‌کنید///آنگاه پس از آن، هفت سال سخت مى‌آید که آنچه را براى آن [سالها] از پیش نهاده‌اید -جز اندکى را که ذخیره مى‌کنید- همه را خواهند خورد.///آن­گاه پس از آن، هفت سال سخت مى‌آید که آنچه را برای آن سال‌ها اندوخته‌اید، خواهید خورد، جز اندکى که [براى بذر] ذخیره مى‌کنید.///که چون این هفت سال بگذرد هفت سال قحطی پیش آید که ذخیره شما را بخورند جز اندکی که (برای تخم کاشتن) در انبار نگه دارید.///سپس بعد از هفت سال سختی [و قحطی‌] پیش می‌آید که [مردم‌] آنچه برایشان از پیش نهاده‌اید، می‌خورند، مگر اندکی که آن را ذخیره می‌کنید///پس از آن، هفت سال سخت (و خشکی و قحطی) می‌آید، که آنچه را برای آن سالها ذخیره کرده‌اید، می‌خورند؛ جز کمی که (برای بذر) ذخیره خواهید کرد.///پس بیاید پس از این هفت سال سخت که می‌خورند آنچه آماده کردید برای آنها بجز اندکی از آنچه نگه می‌دارید///«سپس بعد از آن، هفت سال سخت در می‌رسد (که) آنچه در آن سال (‌های سبز) از پیش نهاده‌اید - جز اندکی را که می‌اندوزید- (آن سال‌ها) همه را خواهند خورد.» quran_en_fa "Then will come after that (period) a year in which the people will have abundant water, and in which they will press (wine and oil)." آن گاه بعد از آن [دوره سخت و دشوار،] سالی می‌آید که مردم در آن باران [فراوان] یابند و در آن [سال از محصولات کشاورزی] عصاره میوه می‌گیرند.///آن گاه بعد از آن [دوره سخت و دشوار،] سالی می‌آید که مردم در آن باران [فراوان] یابند و در آن [سال از محصولات کشاورزی] عصاره میوه می‌گیرند.///پس از آن سالى آید که مردمان را باران دهند و در آن سال افشردنیها را مى‌فشرند.///سر انجام پس از آن، سالى فرا مى‌رسد که باران فراوان نصیب مردم مى‌شود و در آن سال [بر اثر فراوانى، از میوه‌ها] عصاره مى‌گیرند///آنگاه پس از آن، سالى فرا مى‌رسد که به مردم در آن [سال‌] باران مى‌رسد و در آن آب میوه مى‌گیرند.///سپس بعد از آن، سالى فرامى‌رسد که باران فراوان نصیب مردم مى‌شود و در آن سال، [به خاطر وسعت و فراوانى، مردم از میوه‌ها و دانه‌هاى روغنى] عصاره مى‌گیرند.»///آن گاه بعد از سنوات قحط و شدت مجاعه باز سالی آید که مردم در آن به آسایش و وسعت و فراوانی نعمت می‌رسند.///سپس بعد از این سالی پیش می‌آید که [با باران‌] داد مردم داده خواهد شد و مردم [از قحط و غلا] نجات می‌یابند///سپس سالی فرامی‌رسد که باران فراوان نصیب مردم می‌شود؛ و در آن سال، مردم عصاره (میوه‌ها و دانه‌های روغنی را) می‌گیرند (و سال پر برکتی است.)»///پس بیاید پس از آن سالی که در آن باران بارد بر مردم و در آن رهائی یابند///«سپس، سالی در می‌رسد که مردم در آن (سال) از بی‌آبی نجات یافته (و) با باران کمک می‌شوند و در آن (میوه) می‌فشارند.» quran_en_fa So the king said: "Bring ye him unto me." But when the messenger came to him, (Joseph) said: "Go thou back to thy lord, and ask him, 'What is the state of mind of the ladies who cut their hands'? For my Lord is certainly well aware of their snare." و پادشاه [مصر] گفت: یوسف را نزد من آورید. هنگامی که فرستاده [پادشاه] نزد یوسف آمد، یوسف گفت: نزد سرورت بازگرد و از او بپرس حال و داستان زنانی که دست‌های خود را بریدند، چه بود؟ یقینا پروردگارم به نیرنگ آنان داناست.///و پادشاه [مصر] گفت: یوسف را نزد من آورید. هنگامی که فرستاده [پادشاه] نزد یوسف آمد، یوسف گفت: نزد سرورت بازگرد و از او بپرس حال و داستان زنانی که دست‌های خود را بریدند، چه بود؟ یقینا پروردگارم به نیرنگ آنان داناست.///پادشاه گفت: نزد منش بیاورید. چون فرستاده نزد او آمد، یوسف گفت: نزد مولایت بازگرد و بپرس حکایت آن زنان که دستهاى خود را بریدند چه بود؟ که پروردگار من به مکرشان آگاه است.///و پادشاه گفت: او را نزد من آورید. پس هنگامى که آن فرستاده نزد وى آمد، [یوسف‌] گفت: نزد آقاى خویش برگرد و از او بپرس ماجراى آن زنانى که دست‌هاى خود را بریدند چه بود؟ همانا پروردگار من به مکرشان آگاه است///و پادشاه گفت: «او را نزد من آورید.» پس هنگامى که آن فرستاده نزد وى آمد، [یوسف‌] گفت: «نزد آقاى خویش برگرد و از او بپرس که حال آن زنانى که دستهاى خود را بریدند چگونه است؟ زیرا پروردگار من به نیرنگ آنان آگاه است.»///و پادشاه گفت: «او را نزد من بیاورید.» ولى هنگامى که فرستاده‌ى پادشاه نزد وى آمد، یوسف گفت: «نزد سرورت برگرد و از او بپرس که ماجراى زنانى که دست‌هاى خود را بریدند، چه بود؟ بى‌گمان پروردگار من به نیرنگ آنان آگاه است.»///شاه گفت: زود او را نزد من بیاورید. چون فرستاده شاه نزد یوسف آمد یوسف به او گفت: باز گرد و شاه را بپرس چه شد که زنان مصری همه دست خود بریدند؟ آری خدای من به مکر آنان (و بی‌گناهی من) آگاه است.///پادشاه گفت او [یوسف‌] را نزد من آورید، آنگاه که فرستاده نزد او آمد [یوسف‌] گفت به نزد سرورت بازگرد و از او بپرس که کار و بار آن زنان که دستانشان را بریدند، چه بود؟ که پروردگار من از مکر آنان آگاه است‌///پادشاه گفت: «او را نزد من آورید!» ولی هنگامی که فرستاده او نزد وی [= یوسف‌] آمد گفت: «به سوی صاحبت بازگرد، و از او بپرس ماجرای زنانی که دستهای خود را بریدند چه بود؟ که خدای من به نیرنگ آنها آگاه است.»///گفت شاه بیاوریدم بدو و هنگامی که آمدش فرستاده گفت برگرد بسوی خداوند خویش پس بپرس از او چه بود آن زنان را که سخت بریدند دستهای خود را همانا پروردگار من به نیرنگ آنان است دانا///و پادشاه گفت: «او را نزد من آورید.» پس هنگامی که آن فرستاده نزد وی آمد (یوسف) گفت: «نزد آقای خویش برگرد و از او بپرس که حالت مهم آن زنانی که دست‌های خود را به شدت بریدند چگونه (بوده) است‌؟ بی‌گمان پروردگار من به نیرنگ آنان بسی آگاه است.» quran_en_fa (The king) said (to the ladies): "What was your affair when ye did seek to seduce Joseph from his (true) self?" The ladies said: "Allah preserve us! no evil know we against him!" Said the 'Aziz's wife: "Now is the truth manifest (to all): it was I who sought to seduce him from his (true) self: He is indeed of those who are (ever) true (and virtuous). [پادشاه به زنان] گفت: داستان شما هنگامی که یوسف را به کام جویی دعوت کردید چیست؟ [زنان] گفتند: پاک و منزه است خدا! ما هیچ بدی در او سراغ نداریم. همسر عزیز گفت: اکنون حق [پس از پنهان ماندنش] به خوبی آشکار شد، من [بودم که] از او درخواست کام جویی کردم، یقینا یوسف از راستگویان است.///[پادشاه به زنان] گفت: داستان شما هنگامی که یوسف را به کام جویی دعوت کردید چیست؟ [زنان] گفتند: پاک و منزه است خدا! ما هیچ بدی در او سراغ نداریم. همسر عزیز گفت: اکنون حق [پس از پنهان ماندنش] به خوبی آشکار شد، من [بودم که] از او درخواست کام جویی کردم، یقینا یوسف از راستگویان است.///گفت: اى زنان، آنگاه که خواستار تن یوسف مى‌بودید، حکایت شما چه بود؟ گفتند: پناه بر خدا. او را هیچ گناهکار نمى‌دانیم. زن عزیز گفت: اکنون حق آشکار شد. من در پى کامجویى از او مى‌بودم و او در زمره راستگویان است.///پادشاه [به زنان‌] گفت: قصه شما آن دم که از یوسف کام خواستید چه بود؟ گفتند: منزه است خدا! ما از او هیچ بدى سراغ نداریم. زن عزیز گفت: اکنون حقیقت آشکار شد. من بودم که از او کام خواستم و بى‌شک او از راستگویان است/// [پادشاه‌] گفت: «وقتى از یوسف کام [مى‌] خواستید چه منظور داشتید؟» زنان گفتند: «منزه است خدا، ما گناهى بر او نمى‌دانیم،» همسر عزیز گفت: «اکنون حقیقت آشکار شد. من [بودم که‌] از او کام خواستم، و بى‌شک او از راستگویان است.»///[پادشاه، آن زنان را طلبید و] گفت: «وقتى یوسف را به سوى خویش دعوت کردید، سرانجام کار شما چه شد؟» زنان گفتند: «پناه بر خدا! ما هیچ­گونه خلافى از او ندیدیم.» همسر عزیز [هم] گفت: «اکنون حقیقت آشکار شد. من از او کام خواستم، و بى‌شک او از راستگویان است.»///شاه (با زنان مصر) گفت: حقیقت حال خود را که خواهان مراوده با یوسف بودید بگویید، همه گفتند: حاش لله که ما از یوسف هیچ بدی ندیدیم. در این حال زن عزیز مصر اظهار کرد که الآن حقیقت آشکار شد، من با یوسف عزم مراوده داشتم و او البته از راستگویان است.///[پادشاه به زنان‌] گفت کار و بار شما چه بود که از یوسف کام خواستید؟ گفتند پناه بر خدا ما هیچ بد و بیراهی از او سراغ نداریم، [آنگاه زلیخا] همسر عزیز گفت اینک حق آشکار شد، من [بودم که‌] از او کام خواستم و او از راستگویان است‌///(پادشاه آن زنان را طلبید و) گفت: «به هنگامی که یوسف را به سوی خویش دعوت کردید، جریان کار شما چه بود؟» گفتند: «منزه است خدا، ما هیچ عیبی در او نیافتیم!» (در این هنگام) همسر عزیز گفت: «الآن حق آشکار گشت! من بودم که او را به سوی خود دعوت کردم؛ و او از راستگویان است!///گفت چه شد شما را که کام جستید از یوسف گفتند هرگز خدا را ندانستیم بر او زشتیی گفت زن عزیز اکنون پدیدار گشت حق من کام خواستم از او و او است راستگویان‌///(پادشاه به آن زنان) گفت: «چون از یوسف کام خواستید شما را چه مهمی روی داده بود؟» (زنان) گفتند: «منزه است خدا! ما هیچ بدی بر یوسف ندانستیم.» همسر عزیز گفت: «اکنون حقیقت به روشنی آشکار شد. من بودم که با او مراوده‌ی شهوت‌زا کردم (و از او کام خواستم) و بی‌گمان او به‌راستی از راستان است.» quran_en_fa "This (say I), in order that He may know that I have never been false to him in his absence, and that Allah will never guide the snare of the false ones. [من به پاکی او و گناه خود اعتراف کردم] و این اعتراف برای این است که یوسف بداند من در غیاب او به وی خیانت نورزیدم و اینکه خدا نیرنگ خیانت کاران را به نتیجه نمی‌رساند.///[من به پاکی او و گناه خود اعتراف کردم] و این اعتراف برای این است که یوسف بداند من در غیاب او به وی خیانت نورزیدم و اینکه خدا نیرنگ خیانت کاران را به نتیجه نمی‌رساند.///چنین شد تا بداند که من در غیبتش به او خیانت نکرده‌ام و خدا حیله خائنان را به هدف نمى‌رساند.///آن [به خاطر این است‌] تا او بداند که من در غیاب، به او خیانت نکردم و خدا کید خائنان را به جایى نمى‌رساند/// [یوسف گفت:] «این [درخواست اعاده حیثیت‌] براى آن بود که [عزیز] بداند من در نهان به او خیانت نکردم، و خدا نیرنگ خائنان را به جایى نمى‌رساند.///[یوسف گفت:] «این [اعاده‌ی حیثیت] براى آن بود که [عزیز مصر] بداند من در نهان به او خیانت نکرده‌ام. و بداند که خداوند نیرنگ خائنان را به سامان نمى‌رساند.///(یوسف در ادامه سخن خود به فرستاده شاه گفت) من این کشف حال برای آن خواستم تا عزیز مصر بداند که من هرگز در نهانی به او خیانت نکردم و بداند که خدا هرگز مکر و خدعه خیانتکاران را به مقصود نمی‌رساند.///[یوسف‌] گفت چنین بود تا او [عزیز] بداند که من در نهان به او خیانت نکرده‌ام، و اینکه خداوند نیرنگ خیانتکاران را به جایی نمی‌رساند///این سخن را بخاطر آن گفتم تا بداند من در غیاب به او خیانت نکردم؛ و خداوند مکر خائنان را هدایت نمی‌کند!///این تا بداند که من خیانتش نکردم پنهان و آنکه خدا نیست رهبری‌کننده نیرنگ خیانتکاران‌///(یوسف گفت:) «این (درخواست اعاده‌ی حیثیت) برای آن بود تا (عزیز) بداند که من بی‌گمان در نهان به او خیانت نکردم. و خدا بی‌امان نیرنگ خائنان را راهنمایی نمی‌کند.» quran_en_fa "Nor do I absolve my own self (of blame): the (human) soul is certainly prone to evil, unless my Lord do bestow His Mercy: but surely my Lord is Oft-forgiving, Most Merciful." من خود را از گناه تبرئه نمی‌کنم؛ زیرا نفس طغیان‌گر، بسیار به بدی فرمان می‌دهد مگر زمانی که پروردگارم رحم کند؛ زیرا پروردگارم بسیار آمرزنده و مهربان است.///من خود را از گناه تبرئه نمی‌کنم؛ زیرا نفس طغیان‌گر، بسیار به بدی فرمان می‌دهد مگر زمانی که پروردگارم رحم کند؛ زیرا پروردگارم بسیار آمرزنده و مهربان است.///من خویشتن را بى‌گناه نمى‌دانم، زیرا نفس، آدمى را به بدى فرمان مى‌دهد. مگر پروردگار من ببخشاید، زیرا پروردگار من آمرزنده و مهربان است.///و من خود را تبرئه نمى‌کنم، چرا که مسلما نفس [آدمى‌] پیوسته به بدى‌ها امر مى‌کند، مگر آن که پروردگارم رحم کند. همانا پروردگار من آمرزنده‌ى مهربان است///و من نفس خود را تبرئه نمى‌کنم، چرا که نفس قطعا به بدى امر مى‌کند، مگر کسى را که خدا رحم کند، زیرا پروردگار من آمرزنده مهربان است.///و من نفس خود را تبرئه نمى‌کنم، چراکه نفس آدمى همواره به بدى امر مى‌کند، مگر آن که پروردگارم رحم کند. پروردگار من آمرزنده‌ى مهربان است.»///و من (خودستایی نکرده و) نفس خویش را از عیب و تقصیر مبرا نمی‌دانم، زیرا نفس اماره انسان را به کارهای زشت و ناروا سخت وا می‌دارد جز آنکه خدای من رحم کند، که خدای من بسیار آمرزنده و مهربان است.///و من خود را مبرا نمی‌شمارم، چرا که نفس [آدمی‌] بدفرماست، مگر آنکه پروردگارم رحمت آورد، که پروردگار من آمرزگار مهربان است‌///من هرگز خودم را تبرئه نمی‌کنم، که نفس (سرکش) بسیار به بدیها امر می‌کند؛ مگر آنچه را پروردگارم رحم کند! پروردگارم آمرزنده و مهربان است.»///و تبرئه نکنم (بیزار نشمرم) خویشتن را همانا دل بسیار امرکننده است به زشتی مگر آنکه رحم کرده است پروردگار من همانا پروردگار من است آمرزنده مهربان‌///«و من نفس خود را تبرئه نمی‌کنم (که‌) همواره نفس (اماره) همی امرکننده به بدی است، مگر آنچه را که خدای من رحم کند. به‌راستی پروردگار من پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است.» quran_en_fa So the king said: "Bring him unto me; I will take him specially to serve about my own person." Therefore when he had spoken to him, he said: "Be assured this day, thou art, before our own presence, with rank firmly established, and fidelity fully proved! و پادشاه گفت: یوسف را نزد من آورید تا او را برای کارهای خود برگزینم. پس هنگامی که با یوسف سخن گفت به او اعلام کرد: تو امروز نزد ما دارای منزلت ومقامی و [در همه امور] امینی.///و پادشاه گفت: یوسف را نزد من آورید تا او را برای کارهای خود برگزینم. پس هنگامی که با یوسف سخن گفت به او اعلام کرد: تو امروز نزد ما دارای منزلت ومقامی و [در همه امور] امینی.///پادشاه گفت: او را نزد من بیاورید تا همنشین خاص خود گردانم. و چون با او سخن گفت، گفت: تو از امروز نزد ما صاحب‌مکانت و امین هستى.///و شاه گفت: او را نزد من آورید تا وى را [ندیم‌] ویژه‌ى خود سازم. پس چون با وى به سخن پرداخت گفت: تو امروز نزد ما صاحب مقام و مورد اعتمادى///و پادشاه گفت: «او را نزد من آورید، تا وى را خاص خود کنم.» پس چون با او سخن راند، گفت: «تو امروز نزد ما با منزلت و امین هستى.»///و پادشاه گفت: «یوسف را نزد من آورید تا وى را [مشاور] ویژه‌ی خود قرار دهم.» پس چون با او صحبت کرد، گفت: «امروز، تو نزد ما داراى جایگاهى والا و فردى امین هستى»///شاه گفت: او را نزد من آرید تا او را از خاصان خود گردانم. چون با او هرگونه سخن به میان آورد به او گفت: تو امروز نزد ما صاحب منزلت و امین هستی.///و پادشاه گفت او [یوسف‌] را به نزد من آورید که ندیم ویژه خود گردانمش، و چون با او گفت و گو کرد [به او] گفت تو امروز نزد ما صاحب جاه و امین هستی‌///پادشاه گفت: «او [= یوسف‌] را نزد من آورید، تا وی را مخصوص خود گردانم!» هنگامی که (یوسف نزد وی آمد و) با او صحبت کرد، (پادشاه به عقل و درایت او پی برد؛ و) گفت: «تو امروز نزد ما جایگاهی والا داری، و مورد اعتماد هستی!»///گفت شاه بر من درآریدش تا مخصوصش به خود سازم سپس گاهی که سخن گفت با او گفت همانا توئی امروز نزد ما فرمانروای امین‌///و پادشاه گفت: «او را نزد من آورید، تا وی را برای خود برگزینم.» پس چون با او سخن به میان آورد گفت: «تو امروز به‌درستی نزد ما دارای منزلت و مکانت و امانتی بزرگ هستی.» quran_en_fa (Joseph) said: "Set me over the store-houses of the land: I will indeed guard them, as one that knows (their importance)." یوسف گفت: مرا سرپرست خزانه‌های این سرزمین قرار ده؛ زیرا من نگهبان دانایی هستم.///یوسف گفت: مرا سرپرست خزانه‌های این سرزمین قرار ده؛ زیرا من نگهبان دانایی هستم.///گفت: مرا بر خزاین این سرزمین بگمار که من نگهبانى دانایم.///[یوسف‌] گفت: سرپرستى خزانه‌هاى [این‌] سرزمین را به من بسپار که من نگهبانى کاردانم/// [یوسف‌] گفت: «مرا بر خزانه‌هاى این سرزمین بگمار، که من نگهبانى دانا هستم.»///[یوسف] گفت: «مرا سرپرست خزانه‌هاى این سرزمین قرار ده، که من در حفظ آن، توانا و آگاهم.»///(یوسف به شاه) گفت: در این صورت مرا به خزانه‌داری مملکت منصوب دار که من در حفظ دارایی و مصارف آن دانا و بصیرم.///[یوسف‌] گفت مرا بر خزاین این سرزمین بگمار، که من نگهبانی کاردانم‌///(یوسف) گفت: «مرا سرپرست خزائن سرزمین (مصر) قرار ده، که نگهدارنده و آگاهم!»///گفت بگمار مرا بر گنجهای زمین که منم نگهبانی دانشمند///(یوسف) گفت: «مرا به خزانه‌داری (این) سرزمین برگمار. بی‌گمان من نگهبانی بسی نیرومند و دانا هستم.» quran_en_fa Thus did We give established power to Joseph in the land, to take possession therein as, when, or where he pleased. We bestow of our Mercy on whom We please, and We suffer not, to be lost, the reward of those who do good. این گونه یوسف را در [آن] سرزمین مکانت و قدرت دادیم که هر جای آن بخواهد اقامت نماید. رحمت خود را به هر کس که بخواهیم می‌رسانیم و پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌کنیم.///این گونه یوسف را در [آن] سرزمین مکانت و قدرت دادیم که هر جای آن بخواهد اقامت نماید. رحمت خود را به هر کس که بخواهیم می‌رسانیم و پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌کنیم.///اینچنین یوسف را در آن سرزمین مکانت دادیم. هر جا که مى‌خواست جاى مى‌گرفت. رحمت خود را به هر کس که بخواهیم ارزانى مى‌داریم و پاداش نیکوکاران را ضایع نمى‌کنیم.///و بدین گونه یوسف را در [آن‌] سرزمین قدرت دادیم که در هر جا از آن مى‌خواست منزل مى‌کرد. [و همه جا نفوذ داشت‌] ما رحمت خود را به هر کس بخواهیم ارزانى مى‌داریم و اجر نیکوکاران را ضایع نمى‌سازیم///و بدین گونه یوسف را در سرزمین [مصر] قدرت دادیم، که در آن، هر جا که مى خواست سکونت مى‌کرد. هر که را بخواهیم به رحمت خود مى‌رسانیم و اجر نیکوکاران را تباه نمى‌سازیم.///و بدین‌سان، ما به یوسف در آن سرزمین، امکانات و قدرت بخشیدیم تا هر جا بخواهد، مقام گزیند. ما رحمت خود را به هرکس بخواهیم [و شایسته ببینیم]، مى‌رسانیم. و پاداش نیکوکاران را تباه نمى‌گردانیم.///و این چنین ما یوسف را در زمین (مصر) بدین منزلت رسانیدیم که هر جا خواهد جای گزیند و فرمان براند، که هر کس را ما بخواهیم به لطف خاص خود مخصوص می‌گردانیم و اجر هیچ کس از نیکوکاران را (در دنیا) ضایع نمی‌گذاریم.///و بدین‌سان یوسف را در آن سرزمین تمکن بخشیدیم که در آن هر جا که خواهد قرار گیرد، هر که را خواهیم رحمت خویش بر او ارزانی داریم، و پاداش نیکوکاران را فرونگذاریم‌///و این‌گونه ما به یوسف در سرزمین (مصر) قدرت دادیم، که هر جا می‌خواست در آن منزل می‌گزید (و تصرف می‌کرد)! ما رحمت خود را به هر کس بخواهیم (و شایسته بدانیم) میبخشیم؛ و پاداش نیکوکاران را ضایع نمی‌کنیم!///بدینسان فرمانروائی دادیم یوسف را در زمین تا نشیمن گزیند از آن در هرجا که خواهد رسانیم به رحمت خویش هرکه را خواهیم و تباه نکنیم پاداش نکوکاران را///و بدین‌گونه یوسف را در سرزمین (مصر) مقام و منزلت دادیم، که از آن - هر جا که بخواهد - سکونتی هموار و راهوار می‌کرد. (این‌گونه‌) هر که را بخواهیم رحمت خود را به او می‌رسانیم و اجر نیکوکاران را تباه نمی‌سازیم. quran_en_fa But verily the reward of the Hereafter is the best, for those who believe, and are constant in righteousness. و یقینا پاداش آخرت برای کسانی که ایمان آورده‌اند وهمواره پرهیزکاری می‌کردند، بهتر است.///و یقینا پاداش آخرت برای کسانی که ایمان آورده‌اند وهمواره پرهیزکاری می‌کردند، بهتر است.///و هر آینه پاداش آنجهانى براى کسانى که ایمان آورده‌اند و پرهیزگارى مى‌کنند، بهتر است.///و البته اجر آخرت براى کسانى که ایمان آوردند و پرهیزکارى مى‌کردند [از این هم‌] بهتر است///و البته اجر آخرت، براى کسانى که ایمان آورده و پرهیزگارى مى‌نمودند، بهتر است.///و قطعا براى کسانى که ایمان آورده و همواره تقوا پیشه کرده‌اند، پاداش آخرت بهتر است.///و البته اجر عالم آخرت برای اهل ایمان و مردم پرهیزکار بسیار بهتر (از اجر و مقام دنیوی) است.///و پاداش اخروی برای کسانی که ایمان آورده و تقوا ورزیده باشند، بهتر است‌///(اما) پاداش آخرت، برای کسانی که ایمان آورده و پرهیزگاری داشتند، بهتر است!///و همانا پاداش آخرت بهتر است برای آنان که ایمان آوردند و بودند پرهیز می‌کردند///و به راستی اجر آخرت - برای کسانی که ایمان آورده و پرهیزگاری می‌نموده‌اند - بهتر است. quran_en_fa Then came Joseph's brethren: they entered his presence, and he knew them, but they knew him not. و برادران یوسف [با روی آوردن خشکسالی به کنعان، جهت تهیه آذوقه به مصر] آمدند وبر او وارد شدند. پس او آنان را شناخت وآنان او را نشناختند.///و برادران یوسف [با روی آوردن خشکسالی به کنعان، جهت تهیه آذوقه به مصر] آمدند وبر او وارد شدند. پس او آنان را شناخت وآنان او را نشناختند.///برادران یوسف آمدند و بر او داخل شدند، آنها را شناخت و آنها نشناختندش.///و برادران یوسف [به مصر] آمدند و بر او وارد شدند او آنان را شناخت ولى آنها وى را نشناختند///و برادران یوسف آمدند و بر او وارد شدند. [او] آنان را شناخت ولى آنان او را نشناختند.///[قحطى فرارسید] و برادران یوسف [در پى گندم، به مصر] آمدند و بر او وارد شدند. یوسف آنان را شناخت، ولى آنها او را نشناختند.///و برادران یوسف (که در کنعان به قحطی مبتلا شدند چهل سال بعد از فروختن یوسف، به مصر) نزد وی آمدند در حالی که او برادران را شناخت ولی آنها وی را نشناختند.///و برادران یوسف آمدند و بر او وارد شدند آنگاه او ایشان را شناخت ولی ایشان او را نشناختند///(سرزمین کنعان را قحطی فرا گرفت؛) برادران یوسف (در پی مواد غذایی به مصر) آمدند؛ و بر او وارد شدند. او آنان را شناخت؛ ولی آنها او را نشناختند.///و آمدند برادران یوسف پس بر او درآمدند پس بشناخت آنان را و بودند ایشان او را ناشناسندگان‌///و برادران یوسف آمدند و بر او وارد شدند. پس آنان را شناخت حال آنکه آنان انکار (و انگار) کننده‌ی اویند. quran_en_fa And when he had furnished them forth with provisions (suitable) for them, he said: "Bring unto me a brother ye have, of the same father as yourselves, (but a different mother): see ye not that I pay out full measure, and that I do provide the best hospitality? و هنگامی که زاد و توشه آنان را در اختیارشان قرار داد، گفت: برادر پدری خود را نزد من آورید، آیا نمی‌بینید که من پیمانه را کامل و تمام می‌پردازم و بهتر از هر کس مهمانداری می‌کنم؟///و هنگامی که زاد و توشه آنان را در اختیارشان قرار داد، گفت: برادر پدری خود را نزد من آورید، آیا نمی‌بینید که من پیمانه را کامل و تمام می‌پردازم و بهتر از هر کس مهمانداری می‌کنم؟///چون بارهایشان را مهیا ساخت، گفت: برادر پدریتان را نیز نزد من بیاورید، آیا نمى‌بینید که پیمانه را کامل ادا مى‌کنم و بهترین میزبانم؟///و چون توشه آنها را آماده کرد، گفت: [نوبت آینده‌] آن برادرى را که از پدر دارید نزد من آورید. مگر نمى‌بینید که من پیمانه را تمام مى‌دهم و من بهترین میزبانانم///و چون آنان را به خوار و بارشان مجهز کرد، گفت: «برادر پدرى خود را نزد من آورید. مگر نمى‌بینید که من پیمانه را تمام مى‌دهم و من بهترین میزبانانم؟///و چون یوسف بارهاى آنان را آماده ساخت، گفت: [نوبت آینده] برادرى را که از پدرتان دارید، نزد من بیاورید. آیا نمى‌بینید که من پیمانه را کامل مى‌دهم و بهترین میزبان هستم؟///(برادران از یوسف در مقابل متاعی که آورده بودند طعام خواستند) و یوسف چون بار غله آنها را بست گفت: می‌خواهم در سفر دیگر برادر پدری خود (بنیامین) را نزد من بیاورید، نمی‌بینید که من پیمانه را تمام می‌دهم و بهترین میزبانم؟///و چون زاد و برگ ایشان را آماده ساختند [یوسف‌] گفت [آن‌] برادر پدری‌تان را هم نزد من بیاورید، مگر نمی‌بینید که من پیمانه را تمام می‌دهم و بهترین میزبانان هستم‌///و هنگامی که (یوسف) بارهای آنان را آماده ساخت، گفت: «(نوبت آینده) آن برادری را که از پدر دارید، نزد من آورید! آیا نمی‌بینید من حق پیمانه را ادا می‌کنم، و من بهترین میزبانان هستم؟!///و هنگامی که بست بار ایشان را گفت بیارید مرا برادری که شما را است از پدر شما آیا نبینید که تمام می‌دهم پیمانه را و منم بهترین میزبانان (فرودآرندگان)///و چون آنان را به خواروبار (دلخواه زندگی‌ساز) شان مجهز کرد گفت: «برادر پدری خود را نزد من آرید، مگر نمی‌بینید که من پیمانه را تمام می‌دهم و من بهترین میزبانانم‌؟» quran_en_fa "Now if ye bring him not to me, ye shall have no measure (of corn) from me, nor shall ye (even) come near me." پس اگر او را نزد من نیاورید، هیچ پیمانه‌ای پیش من ندارید و نزدیک من نیایید.///پس اگر او را نزد من نیاورید، هیچ پیمانه‌ای پیش من ندارید و نزدیک من نیایید.///اگر او را نزد من نیاورید، پیمانه‌اى نزد من نخواهید داشت و به من نزدیک مشوید.///پس اگر او را نزد من نیاورید پیش من پیمانه‌اى نخواهید داشت و به من نزدیک نشوید///پس اگر او را نزد من نیاوردید، براى شما نزد من پیمانه‌اى نیست، و به من نزدیک نشوید.///پس اگر او را نزد من نیاوردید، سهمى نزد من نخواهید داشت و پیش من هم نیایید.»///و اگر آن برادر را همران نیاورید نزد من پیمانه خواربار نخواهید داشت و نزدیک من نشوید.///و اگر او را به نزد من نیاورید، نزد من پیمانه‌ای ندارید و نزدیک من نیایید///و اگر او را نزد من نیاورید، نه کیل (و پیمانه‌ای از غله) نزد من خواهید داشت؛ و نه (اصلا) به من نزدیک شوید!»///پس اگر نیاوریدم بدو نه پیمایشی باشد شما را نزد من و نه به من نزدیک شوید///«پس اگر او را نزد من نیاوردید، برای شما نزد من هرگز پیمانه‌ای نیست، و به من نزدیک (هم) نشوید.» quran_en_fa They said: "We shall certainly seek to get our wish about him from his father: Indeed we shall do it." گفتند: می‌کوشیم رضایت پدرش را به آوردن او جلب کنیم، و یقینا این کار را انجام خواهیم داد.///گفتند: می‌کوشیم رضایت پدرش را به آوردن او جلب کنیم، و یقینا این کار را انجام خواهیم داد.///گفتند: ما او را به اصرار از پدر خواهیم خواست و این کار را خواهیم کرد.///گفتند: او را [با هر ترفندى‌] از پدرش خواهیم خواست و حتما این کار را مى‌کنیم///گفتند: «او را با نیرنگ از پدرش خواهیم خواست، و محققا این کار را خواهیم کرد.»///[برادران] گفتند: «او را با اصرار و التماس از پدرش خواهیم خواست، و حتما [این کار را] خواهیم کرد.»///برادران گفتند: تا بتوانیم می‌کوشیم که پدرش را راضی کنیم و حتما چنین خواهیم کرد.///گفتند او را [به هر تدبیر و ترفند] از پدرش خواهیم گرفت و ما چنین کاری خواهیم کرد///گفتند: «ما با پدرش گفتگو خواهیم کرد؛ (و سعی می‌کنیم موافقتش را جلب نمائیم؛) و ما این کار را خواهیم کرد!»///گفتند زود است بفریبیم از او پدرش را همانا مائیم کنندگان‌///گفتند: «او را با نیرنگ و رفت و آمدی مکرر از پدرش خواهیم ربود، و به‌راستی ما همی کننده (ی این کار) می‌باشیم.» quran_en_fa And (Joseph) told his servants to put their stock-in-trade (with which they had bartered) into their saddle-bags, so they should know it only when they returned to their people, in order that they might come back. و [یوسف] به کارگزاران و گماشتگانش گفت: اموالشان را [که در برابر دریافت آذوقه پرداختند] در بارهایشان بگذارید، امید است وقتی به خاندان خود برگشتند آن را بشناسند، باشد که دوباره برگردند.///و [یوسف] به کارگزاران و گماشتگانش گفت: اموالشان را [که در برابر دریافت آذوقه پرداختند] در بارهایشان بگذارید، امید است وقتی به خاندان خود برگشتند آن را بشناسند، باشد که دوباره برگردند.///و به مردان خود گفت: سرمایه‌شان را در بارهایشان بنهید، باشد که چون نزد کسانشان بازگردند و آن را بیابند، بازآیند.///یوسف به غلامان خود گفت: [پرداختى و] سرمایه آنها را در بارهایشان بگذارید تا پس از بازگشت به خانواده‌ى خویش آن را بشناسند، شاید که [دوباره‌] برگردند///و [یوسف‌] به غلامان خود گفت: «سرمایه‌هاى آنان را در بارهایشان بگذارید، شاید وقتى به سوى خانواده خود برمى‌گردند آن را بازیابند، امید که آنان بازگردند.»///و [یوسف] به کارگزاران خود گفت: «بهایى را که پرداخته‌اند، در بارهایشان بگذارید، تا چون نزد خانواده‌ى خود بازگشتند، آن را بشناسند و [بار دیگر] بازگردند.»///آن گاه یوسف به غلامانش گفت: متاع این کنعانیان را در میان بارهاشان بگذارید که چون نزد کسان خود رفته (و متاع خود را دیدند) آن را بازشناسند، شاید که (این احسان موجب شود) باز نزد من مراجعه کنند.///[یوسف‌] به غلامانش گفت سرمایه‌شان را در خرجینهایشان بگذارید تا چون به نزد خانواده‌شان بازگشتند آن را باز شناسند، باشد که بازگردند///(سپس) به کارگزاران خود گفت: «آنچه را بعنوان قیمت پرداخته‌اند، در بارهایشان بگذارید! شاید پس از بازگشت به خانواده خویش، آن را بشناسند؛ و شاید برگردند!»///و گفت به جوانان خود بگذارید کالای ایشان را در بارهای ایشان باشد بشناسندش گاهی که بازگردند بسوی خاندان خود شاید بازگردند ایشان‌///و (یوسف) به جوانان خود گفت: «سرمایه‌های آنان را در بارهایشان بگذارید، شاید هنگامی که سوی خانواده‌ی خود برگشتند آن را بازیابند، شاید بازگردند.» quran_en_fa Now when they returned to their father, they said: "O our father! No more measure of grain shall we get (unless we take our brother): So send our brother with us, that we may get our measure; and we will indeed take every care of him." پس هنگامی که به سوی پدرشان بازگشتند، گفتند: ای پدر! پیمانه از ما منع شد، پس برادرمان را با ما روانه کن تا پیمانه بگیریم، یقینا ما او را حفظ خواهیم کرد.///پس هنگامی که به سوی پدرشان بازگشتند، گفتند: ای پدر! پیمانه از ما منع شد، پس برادرمان را با ما روانه کن تا پیمانه بگیریم، یقینا ما او را حفظ خواهیم کرد.///چون نزد پدر بازگشتند، گفتند: اى پدر، پیمانه از ما برگرفته‌اند. برادرمان را با ما بفرست تا پیمانه بازگیریم. ما نگهدار او هستیم.///و چون نزد پدرشان بازگشتند، گفتند: اى پدر! پیمانه [و سهم غله‌] از ما منع شد. برادرمان را با ما بفرست تا سهم خویش بگیریم، و ما حتما نگهبان او خواهیم بود///پس چون به سوى پدر خود بازگشتند، گفتند: «اى پدر، پیمانه از ما منع شد. برادرمان را با ما بفرست تا پیمانه بگیریم، و ما نگهبان او خواهیم بود.»///هنگامى که نزد پدرشان بازگشتند، گفتند: «اى پدر! سهمیه ما قطع شد. برادرمان [بنیامین] را با ما بفرست تا سهمیه و پیمانه خود را بگیریم. و ما حتما نگهبان او هستیم.»///چون برادران نزد پدر بازگشتند گفتند: ای پدر (با همه کرم و سخای خدیو مصر) غله (بسیار) به ما عطا نشد (و وعده داد که اگر برادر خود را همراه آورید به شما گندم فراوان خواهم داد) پس برادرمان را با ما فرست تا مقدار کافی غله تهیه کنیم و البته ما کاملا نگهبان او خواهیم بود.///و چون به نزد پدرشان بازگشتند گفتند پدرجان از ما پیمانه را دریغ داشته‌اند، پس برادرمان [بنیامین‌] را همراه ما بفرست تا بار و پیمانه گیریم و ما مراقب او هستیم‌///هنگامی که به سوی پدرشان بازگشتند، گفتند: «ای پدر! دستور داده شده که (بدون حضور برادرمان بنیامین) پیمانه‌ای (از غله) به ما ندهند؛ پس برادرمان را با ما بفرست، تا سهمی (از غله) دریافت داریم؛ و ما او را محافظت خواهیم کرد!»///و هنگامی که بازگشتند بسوی پدر خویش گفتند ای پدر بازداشته شد از ما پیمایش پس بفرست با ما برادر ما را تا بپیمائیم و همانا مائیم برای او نگهدارندگان‌///پس هنگامی که سوی پدرشان بازگشتند، گفتند: «ای پدرمان! پیمانه (‌ی گندم) از ما منع شد، پس برادرمان را با ما بفرست تا پیمانه برگیریم، و ما بی‌گمان برای او نگهبانان ویژه‌ایم.» quran_en_fa He said: "Shall I trust you with him with any result other than when I trusted you with his brother aforetime? But Allah is the best to take care (of him), and He is the Most Merciful of those who show mercy!" گفت: آیا همان گونه که شما را پیش از این نسبت به برادرش امین پنداشتم، درباره او هم امین پندارم؟ [من به مراقبت و نگهبانی شما امید ندارم] پس خدا بهترین نگهبان است و او مهربان‌ترین مهربانان است.///گفت: آیا همان گونه که شما را پیش از این نسبت به برادرش امین پنداشتم، درباره او هم امین پندارم؟ [من به مراقبت و نگهبانی شما امید ندارم] پس خدا بهترین نگهبان است و او مهربان‌ترین مهربانان است.///گفت: آیا او را به شما بسپارم، همچنان که برادرش را پیش از این به شما سپردم؟ خدا بهترین نگهدار است و اوست مهربان‌ترین مهربانان.///[یعقوب‌] گفت: آیا در باره‌ى او از شما خاطر جمع باشم همان طور که پیش‌تر در باره‌ى برادرش به شما اطمینان کردم؟ [ولى‌] خداوند بهترین حافظ است و او مهربان‌ترین مهربانان است/// [یعقوب‌] گفت: «آیا همان گونه که شما را پیش از این بر برادرش امین گردانیدم، بر او امین سازم؟ پس خدا بهترین نگهبان است، و اوست مهربانترین مهربانان.»///[یعقوب] گفت: «آیا همان‌گونه که پیش از این، شما را نسبت به برادرش [یوسف] امین دانستم، درباره او هم امین بدانم؟ پس [او را به خدا می­سپارم که] خداوند بهترین نگاهبان است و او مهربان‌ترین مهربانان است.»///یعقوب گفت: آیا من همان قدر درباره این برادر به شما مطمئن و ایمن باشم که پیش از این درباره برادرش (یوسف) مطمئن بودم؟ البته خدا بهترین نگهبان و مهربانترین مهربانان است.///[یعقوب‌] گفت شما را در حق او امین ندارم، مگر همانطور که پیشترها در حق برادرش امین داشته بودم، اما خداوند بهترین نگهبان است، و همو مهربان‌ترین مهربانان است‌///گفت: «آیا نسبت به او به شما اطمینان کنم همان‌گونه که نسبت به برادرش (یوسف) اطمینان کردم (و دیدید چه شد)؟! و (در هر حال،) خداوند بهترین حافظ، و مهربانترین مهربانان است»///گفت آیا امین شمرم شما را بر او جز بدانگونه که امین شمردم شما را بر برادرش از پیش پس خدا است بهترین نگاهدارنده و او است مهربانترین مهربانان‌///(یعقوب) گفت: «آیا جز همان‌گونه که شما را پیش از این بر برادرش امینتان داشتم، بر او (نیز اکنون هم) امینتان بدارم‌؟! پس خدا بهترین نگهبان است، و اوست رحم‌کننده‌ترین رحم‌کنندگان.» quran_en_fa Then when they opened their baggage, they found their stock-in-trade had been returned to them. They said: "O our father! What (more) can we desire? this our stock-in-trade has been returned to us: so we shall get (more) food for our family; We shall take care of our brother; and add (at the same time) a full camel's load (of grain to our provisions). This is but a small quantity. و هنگامی که کالایشان را گشودند، دیدند اموالشان را به آنان بازگردانده‌اند، گفتند: ای پدر! [بهتر از این] چه می‌خواهیم؟ این اموال ماست که به ما بازگردانده و ما [دوباره با همین اموال] برای خانواده خود آذوقه می‌آوریم و برادرمان را حفظ می‌کنیم، و بار شتری اضافه می‌کنیم و آن [بار شتر از نظر عزیز که مردی کریم است] باری ناچیز است.///و هنگامی که کالایشان را گشودند، دیدند اموالشان را به آنان بازگردانده‌اند، گفتند: ای پدر! [بهتر از این] چه می‌خواهیم؟ این اموال ماست که به ما بازگردانده و ما [دوباره با همین اموال] برای خانواده خود آذوقه می‌آوریم و برادرمان را حفظ می‌کنیم، و بار شتری اضافه می‌کنیم و آن [بار شتر از نظر عزیز که مردی کریم است] باری ناچیز است.///چون بار خود گشودند، دیدند که سرمایه‌شان را پس داده‌اند. گفتند: اى پدر، در طلب چه هستیم؟ این سرمایه ماست که به ما پس داده‌اند. براى کسان خود غله بیاوریم و برادرمان را حفظ کنیم و بار شترى افزون گیریم، که آنچه داریم اندک است.///و هنگامى که بارهاى خود را باز کردند، دیدند که سرمایه‌شان پس داده شده است. گفتند: اى پدر! دیگر چه مى‌خواهیم؟ این سرمایه ماست که به ما پس داده‌اند. [بگذار برویم‌] براى کسان خود آذوقه مى‌آوریم و برادرمان را [نیز] حفاظت مى‌کنیم و [با بردن او] یک بار شتر///و هنگامى که بارهاى خود را گشودند، دریافتند که سرمایه‌شان بدانها بازگردانیده شده است. گفتند: «اى پدر، [دیگر] چه مى‌خواهیم؟ این سرمایه ماست که به ما بازگردانیده شده است. قوت خانواده خود را فراهم، و برادرمان را نگهبانى مى‌کنیم، و [با بردن او] یک بار شتر مى‌افزاییم، و این [پیمانه اضافى نزد عزیز] پیمانه‌اى ناچیز است.»///و هنگامى که بارهاى خود را گشودند، دریافتند که اموالشان را به خودشان بازگردانده‌اند. گفتند: «اى پدر! [دیگر] چه مى‌خواهیم؟ این سرمایه‌ی ماست که به ما باز پس داده شده و [بار دیگر که می‌رویم، با آن] آذوقه‌ی خانواده‌ی خود را فراهم مى‌کنیم و برادرمان را [نیز با خود می‌بریم و از او] حفاظت مى‌کنیم. و یک بار شتر زیادتر مى‌گیریم. این [که آورده‌ایم] پیمانه‌اى اندک است.///چون برادران بارها را گشوده و متاعشان را به خود رد شده یافتند گفتند: ای پدر، ما دیگر چه می‌خواهیم؟ این سرمایه ماست که به ما بازگردانده شده (با همین مال التجاره باز به مصر می‌رویم) و غله برای اهل بیت خود تهیه کرده و برادر خود را هم در کمال مراقبت حفظ می‌کنیم و بار شتری بر این قوت کم که اکنون آورده‌ایم می‌افزاییم.///و چون بار و بنه‌شان را باز کردند چنین یافتند که سرمایه‌شان به ایشان بازگردانده شده است، گفتند پدرجان دیگر چه می‌خواهیم؟ این سرمایه ماست که به ما بازگردانده شده است [بگذارید بار دیگر برویم‌] و برای خانواده خود آذوقه بیاوریم و مراقب برادرمان هم هستیم و یک بار شتر هم اضافه خواهیم گرفت، چه [تاکنون‌] به ما بار و پیمانه اندکی داده‌اند///و هنگامی که متاع خود را گشودند، دیدند سرمایه آنها به آنها بازگردانده شده! گفتند: «پدر! ما دیگر چه میخواهیم؟! این سرمایه ماست که به ما باز پس گردانده شده است! (پس چه بهتر که برادر را با ما بفرستی؛) و ما برای خانواده خویش مواد غذایی می‌آوریم؛ و برادرمان را حفظ خواهیم کرد؛ و یک بار شتر زیادتر دریافت خواهیم داشت؛ این پیمانه (بار) کوچکی است!»///و هنگامی که برگشودند بار خویش را دیدند کالای خود را که بازگردانیده شده است بسوی ایشان گفتند ای پدر چه می‌خواهیم اینک کالای ما برگردانیده شد بسوی ما و خوراک دهیم خاندان خویش را و نگهداریم برادر خویش را و بیفزائیم پیمایش اشتری را این است پیمایشی اندک‌///و هنگامی که بار خود را گشودند، دریافتند که سرمایه‌شان بدان‌ها بازگردانیده شده. گفتند: «ای پدرمان! ما (دیگر) چه می‌جوییم؟ این سرمایه‌ی ماست که به ما بازگردانیده شده و قوت خانواده‌ی خود را (هم) می‌افزاییم و برادرمان را (هم) حفظ می‌کنیم و پیمانه‌ی شتری (هم) می‌افزاییم‌؛ این (پیمانه‌ی گذشته‌ی عزیز) پیمانه‌ای ناچیز است.» quran_en_fa (Jacob) said: "Never will I send him with you until ye swear a solemn oath to me, in Allah's name, that ye will be sure to bring him back to me unless ye are yourselves hemmed in (and made powerless). And when they had sworn their solemn oath, he said: "Over all that we say, be Allah the witness and guardian!" گفت: برادرتان را همراه شما [به مصر] نمی‌فرستم تا اینکه پیمان محکمی از خدا به من بسپارید که او را حتما به من بازگردانید، مگر اینکه [به سبب بسته شدن همه راه‌ها به روی شما] نتوانید. پس هنگامی که پیمان استوارشان را به پدر سپردند، گفت: خدا بر آنچه می‌گوییم، وکیل است.///گفت: برادرتان را همراه شما [به مصر] نمی‌فرستم تا اینکه پیمان محکمی از خدا به من بسپارید که او را حتما به من بازگردانید، مگر اینکه [به سبب بسته شدن همه راه‌ها به روی شما] نتوانید. پس هنگامی که پیمان استوارشان را به پدر سپردند، گفت: خدا بر آنچه می‌گوییم، وکیل است.///گفت: هرگز او را با شما نمى‌فرستم، تا با من به نام خدا پیمانى ببندید که نزد منش بازمى‌آورید. مگر آنکه همه گرفتار شوید. چون با او عهد کردند، گفت: خدا بر آنچه مى‌گوییم گواه است.///گفت: هرگز او را با شما نخواهم فرستاد تا به من پیمان اکید از خدا بدهید که او را حتما نزد من خواهید آورد، مگر آن که گرفتار حادثه‌اى شوید. پس چون پیمان خود را بدو دادند، گفت: خدا بر آنچه مى‌گوییم و کیل [و شاهد] است///گفت: «هرگز او را با شما نخواهم فرستاد تا با من با نام خدا پیمان استوارى ببندید که حتما او را نزد من باز آورید، مگر آنکه گرفتار [حادثه‌اى‌] شوید.» پس چون پیمان خود را با او استوار کردند [یعقوب‌] گفت: «خدا بر آنچه مى‌گوییم وکیل است.»///[پدر] گفت: «من هرگز او را با شما نخواهم فرستاد تا در پیشگاه خداوند [سوگند بخورید و] به من پیمانى محکم بسپارید که او را نزد من بازگردانید، مگر آن که همه شما گرفتار [حادثه‌اى‌] شوید.» پس چون به او پیمان سپردند، گفت: «خداوند بر آنچه مى‌گوییم، وکیل است.»///یعقوب گفت: تا شما برای من به خدا عهد و قسم یاد مکنید که او را برگردانید مگر آنکه (به قهر خدا) گرفتار و هلاک شوید من هرگز او را همراه شما نخواهم فرستاد. پس چون برادران عهد و قسم به خدا یاد کردند یعقوب گفت: خدا بر قول ما وکیل و گواه است (و او را فرستاد).///گفت هرگز او را همراه شما نمی‌فرستم مگر آنکه عهدی به نام خدا به من بدهید که او را به نزد من باز آورید، مگر آنکه از هر سو گرفتار آیید، و چون عهدشان را دادند، [یعقوب‌] گفت خداوند بر آنچه می‌گوییم [و قول و قرار ما] [ناظر و] کارساز است‌///گفت: «من هرگز او را با شما نخواهم فرستاد، تا پیمان مؤکد الهی بدهید که او را حتما نزد من خواهید آورد! مگر اینکه (بر اثر مرگ یا علت دیگر،) قدرت از شما سلب گردد. و هنگامی که آنها پیمان استوار خود را در اختیار او گذاردند، گفت: «خداوند، نسبت به آنچه می‌گوییم، ناظر و نگهبان است!»///گفت نفرستمش با شما تا دهیدم گروگانی از خدا که بیاریدش بسوی من مگر آنکه فراگرفته شوید و هنگامی که دادندش گروگان خود را گفت خدا است بر آنچه گوئیم وکیل‌///گفت: «هرگز او را با شما نخواهم فرستاد تا پیمانی از خدایم بیاورید که به‌راستی او را بی‌چون نزد من باز آورید، مگر آنکه ناخودآگاه گرفتار شوید.» پس چون پیمان خود را برای او آوردند (یعقوب) گفت: «خدا بر آنچه می‌گوییم وکیل است.» quran_en_fa Further he said: "O my sons! enter not all by one gate: enter ye by different gates. Not that I can profit you aught against Allah (with my advice): None can command except Allah: On Him do I put my trust: and let all that trust put their trust on Him." و گفت: ای پسرانم! [در این سفر] از یک در وارد نشوید بلکه از درهای متعدد وارد شوید، و البته من [با این تدبیر] نمی‌توانم هیچ حادثه‌ای را که از سوی خدا برای شما رقم خورده از شما برطرف کنم، حکم فقط ویژه خداست، [تنها] بر او توکل کرده‌ام، و [همه] توکل کنندگان باید به خدا توکل کنند.///و گفت: ای پسرانم! [در این سفر] از یک در وارد نشوید بلکه از درهای متعدد وارد شوید، و البته من [با این تدبیر] نمی‌توانم هیچ حادثه‌ای را که از سوی خدا برای شما رقم خورده از شما برطرف کنم، حکم فقط ویژه خداست، [تنها] بر او توکل کرده‌ام، و [همه] توکل کنندگان باید به خدا توکل کنند.///گفت: اى پسران من، از یک دروازه داخل مشوید؛ از دروازه‌هاى مختلف داخل شوید. و من قضاى خدا را از سر شما دفع نتوانم کرد و هیچ فرمانى جز فرمان خدا نیست. بر او توکل کردم و توکل‌کنندگان بر او توکل کنند.///و گفت: اى پسران من! از یک دروازه داخل نشوید و از دروازه‌هاى مختلف وارد شوید، و من شما را از [تقدیر] خدا حتى اندکى بى‌نیاز نمى‌کنم. حکم، حکم خداست و من بر او توکل کرده‌ام، و اهل توکل باید تنها بر او توکل کنند///و گفت: «اى پسران من، [همه‌] از یک دروازه [به شهر] در نیایید، بلکه از دروازه‌هاى مختلف وارد شوید، و من [با این سفارش،] چیزى از [قضاى‌] خدا را از شما دور نمى‌توانم داشت. فرمان جز براى خدا نیست. بر او توکل کردم، و توکل‌کنندگان باید بر او توکل کنند.»///و گفت: «اى پسران من! [چون به مصر رسیدید، همه] از یک دروازه [به شهر] وارد نشوید، بلکه از دروازه‌هاى مختلف وارد شوید [تا توجه مردم به شما جلب نشود]. و [البته با این سفارش،] من نمى‌توانم چیزى از [مقدرات] خدا را از شما دور کنم. حکم و فرمان، تنها از آن خداست. بر او توکل دارم و توکل‌کنندگان [نیز] باید تنها بر او توکل کنند.»///و گفت: ای پسران من (سفارش می‌کنم که چون به مصر برسید) همه از یک در وارد نشوید بلکه از درهای مختلف درآیید و (بدانید که) من در برابر (قضا و قدر) خدا هیچ سودی به حال شما نخواهم داشت، که فرمانروایی عالم جز خدا را نیست، بر او توکل کردم و باید همه صاحبان مقام توکل هم بر او اعتماد کنند.///و گفت فرزندان من، از یک دروازه وارد نشوید و از دروازه‌های گوناگون وارد شوید، و البته شما را از قضای [ناگوار] الهی باز نتوانم داشت، حکم جز از آن خداوند نیست، بر او توکل کردم و اهل توکل باید بر او توکل کنند///و (هنگامی که می‌خواستند حرکت کنند، یعقوب) گفت: «فرزندان من! از یک در وارد نشوید؛ بلکه از درهای متفرق وارد گردید (تا توجه مردم به سوی شما جلب نشود)! و (من با این دستور،) نمی‌توانم حادثه‌ای را که از سوی خدا حتمی است، از شما دفع کنم! حکم و فرمان، تنها از آن خداست! بر او توکل کرده‌ام؛ و همه متوکلان باید بر او توکل کنند!»///و گفت ای فرزندان من درون نشوید از یک در و درآئید از درهای پراکنده و بی‌نیاز نگردانم شما را از خدا به چیزی نیست حکم جز آن خدا بر او توکل کردم و بر او توکل‌کنند توکل‌کنندگان‌///و گفت: «ای پسران من! (همه) از یک در و راه در نیایید و از راه‌ها و درهای جداگانه درآیید و من (با این سفارش) چیزی از (قضای) خدا را از شما دور نمی‌توانم داشت. فرمان جز برای خدا نیست. تنها بر او توکل کردم، پس توکل‌کنندگان باید تنها بر او توکل کنند.» quran_en_fa And when they entered in the manner their father had enjoined, it did not profit them in the least against (the plan of) Allah: It was but a necessity of Jacob's soul, which he discharged. For he was, by our instruction, full of knowledge (and experience): but most men know not. هنگامی که فرزندان یعقوب از آنجایی که پدرشان دستور داده بود، وارد شدند، تدبیر یعقوب نمی‌توانست هیچ حادثه‌ای را که از سوی خدا رقم خورده بود، از آنان برطرف کند جز خواسته‌ای که در دل یعقوب بود [که فرزندانش به سلامت و دور از چشم زخم وارد شوند] که خدا آن را به انجام رساند، یعقوب به سبب آنکه تعلیمش داده بودیم از دانشی [ویژه] برخوردار بود ولی بیشتر مردم [که فقط چشمی ظاهربین دارند، این حقایق را] نمی‌دانند.///هنگامی که فرزندان یعقوب از آنجایی که پدرشان دستور داده بود، وارد شدند، تدبیر یعقوب نمی‌توانست هیچ حادثه‌ای را که از سوی خدا رقم خورده بود، از آنان برطرف کند جز خواسته‌ای که در دل یعقوب بود [که فرزندانش به سلامت و دور از چشم زخم وارد شوند] که خدا آن را به انجام رساند، یعقوب به سبب آنکه تعلیمش داده بودیم از دانشی [ویژه] برخوردار بود ولی بیشتر مردم [که فقط چشمی ظاهربین دارند، این حقایق را] نمی‌دانند.///چون از جایى که پدر فرمان داده بود داخل شدند، این کار در برابر اراده خدا سودشان نبخشید. تنها نیازى در ضمیر یعقوب بود که آن را آشکار ساخت، زیرا او را علمى بود که خود به او آموخته بودیم ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///و چون از آن جا که پدرشان دستور داده بود وارد شدند، [این ترفند] هیچ حادثه الهى را نمى‌توانست از آنها دور سازد، جز این که نیازى در روح یعقوب را برآورده کرد [و خشنودش نمود]، و او با تعالیم ما بسیار دانا بود، ولى اکثر مردم نمى‌دانند///و چون همان گونه که پدرانشان به آنان فرمان داده بود وارد شدند، [این کار] چیزى را در برابر خدا از آنان برطرف نمى‌کرد جز اینکه یعقوب نیازى را که در دلش بود، برآورد و بى‌گمان، او از [برکت‌] آنچه بدو آموخته بودیم داراى دانشى [فراوان‌] بود، ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///و چون بدان‌سان که پدرشان به آنها دستور داده بود، وارد [مصر] شدند، این کار در برابر اراده‌ی خداوند هیچ سودشان نبخشید، جز آن که خواسته­ای که در دل یعقوب بود، برآورده شد [و خاطرش آرام گرفت]. و البته او از دانشى برخوردار بود که ما به او آموخته بودیم، ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///چون آنها به ملک مصر به طریقی که پدر دستور داده بود وارد شدند البته این کار هیچ سودی برایشان در برابر (قضا و قدر) خدا نداشت جز آنکه در دل یعقوب غرضی بود که (از چشم بد گزندی نبینند) ادا نمود، و او بسیار دانشمند بود، زیرا ما او را (به وحی خود) علم آموختیم و لیکن اکثر مردم نمی‌دانند.///و چون به همان گونه که پدرشان به ایشان دستور داده بود، وارد شدند، [این شیوه ورود] ایشان را از قضای الهی باز نداشت، ولی [هر چه بود] نیاز روحی یعقوب بود که بدین‌سان برآورده کرد، و او با آنچه به او آموخته بودیم، دانشور بود، ولی بیشترینه مردم نمی‌دانند///و هنگامی که از همان طریق که پدر به آنها دستور داده بود وارد شدند، این کار هیچ حادثه حتمی الهی را نمی‌توانست از آنها دور سازد، جز حاجتی در دل یعقوب (که از این طریق) انجام شد (و خاطرش آرام گرفت)؛ و او به خاطر تعلیمی که ما به او دادیم، علم فراوانی داشت؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند!///و هنگامی که درآمدند بدانسان که فرمود ایشان را پدرشان نبود که بی‌نیاز کند از ایشان از خدا چیزی مگر خواسته‌ای را در دل یعقوب که برآوردش و همانا او است دانشمندی بدانچه بیاموختیمش و لیکن بیشتر مردم نمی‌دانند///و چون - همان‌گونه که پدرشان به آنان امر کرده بود - وارد شدند (این کار) چیزی را در برابر خدا از آنان بی‌نیاز نکرده بود؛ جز اینکه یعقوب نیازی را که در دلش بود، بر آورد. و بی‌گمان، او به آنچه بدو آموخته بودیم به‌راستی دارای دانشی (فراوان) بود؛ ولی بیشتر مردمان نمی‌دانند. quran_en_fa Now when they came into Joseph's presence, he received his (full) brother to stay with him. He said (to him): "Behold! I am thy (own) brother; so grieve not at aught of their doings." و هنگامی که بر یوسف وارد شدند، برادر [مادری] ش را کنار خود جای داد، گفت: بی تردید من برادر تو هستم، بنابراین بر آنچه آنان همواره انجام می‌دادند [و من برای تو فاش کردم] اندوهگین مباش.///و هنگامی که بر یوسف وارد شدند، برادر [مادری] ش را کنار خود جای داد، گفت: بی تردید من برادر تو هستم، بنابراین بر آنچه آنان همواره انجام می‌دادند [و من برای تو فاش کردم] اندوهگین مباش.///چون بر یوسف داخل شدند، برادرش را نزد خود جاى داد. گفت: من برادر تو هستم. از کارى که اینان کرده‌اند اندوهگین مباش.///و هنگامى که بر یوسف وارد شدند، برادرش [بنیامین‌] را به نزد خود جاى داد و گفت: همانا من برادر توام، پس از کارهایى که [برادرانت‌] مى‌کردند غمگین مباش///و هنگامى که بر یوسف وارد شدند، برادرش [بنیامین‌] را نزد خود جاى داد [و] گفت: «من برادر تو هستم.» بنابراین، از آنچه [برادران‌] مى‌کردند، غمگین مباش.///و هنگامى که [برادران] بر یوسف وارد شدند، او برادرش [بنیامین] را نزد خود جاى داد و گفت: «من برادر تو هستم، پس از آنچه آنها [تا به حال در حق من و تو] انجام مى‌دادند، اندوهگین مباش.»///و چون برادران بر یوسف وارد شدند او برادر خود را در کنار خویش جای داد و به او اظهار داشت که همانا من برادر توام و دیگر بر آنچه برادران (بر یوسف) می‌کردند محزون مباش.///و چون بر یوسف وارد شدند، برادر [ابوینی‌] اش را در کنار گرفت [و در خلوت به او] گفت من [همان‌] برادرت هستم، از آنچه کرده‌اند غمگین مباش‌///هنگامی که (برادران) بر یوسف وارد شدند، برادرش را نزد خود جای داد و گفت: «من برادر تو هستم، از آنچه آنها انجام می‌دادند، غمگین و ناراحت نباش!»///و هنگامی که درآمدند بر یوسف جای داد نزد خود برادر خود را گفت همانا منم برادر تو پس اندوهگین مباش بدانچه بودند می‌کردند///و هنگامی که بر یوسف وارد شدند، برادرش [: بنیامین] را سوی خود جای داد و گفت: «به‌راستی من، همین من، برادر تو هستم. پس، از آنچه (برادران) می‌کرده‌اند، غمگین مباش.» quran_en_fa At length when he had furnished them forth with provisions (suitable) for them, he put the drinking cup into his brother's saddle-bag. Then shouted out a crier: "O ye (in) the caravan! behold! ye are thieves, without doubt!" پس هنگامی که بارشان را آماده کرد، آبخوری [پادشاه] را در بار برادرش گذاشت. سپس ندا دهنده‌ای بانگ زد: ای کاروان! یقینا شما دزد هستید!///پس هنگامی که بارشان را آماده کرد، آبخوری [پادشاه] را در بار برادرش گذاشت. سپس ندا دهنده‌ای بانگ زد: ای کاروان! یقینا شما دزد هستید!///چون بارهایشان را مهیا کرد، جام را در بار برادر نهاد. آنگاه منادى ندا داد: اى کاروانیان، شما دزدانید.///پس چون بارهایشان را آماده کرد، جام را در باردان برادرش نهاد. آن‌گاه منادى بانگ در داد: اى کاروانیان! بى‌گمان شما دزد هستید///پس هنگامى که آنان را به خوار و بارشان مجهز کرد، آبخورى را در بار برادرش نهاد. سپس [به دستور او] نداکننده‌اى بانگ درداد: «اى کاروانیان، قطعا شما دزد هستید.»///پس چون بارهاى برادران را آماده ساخت، جام آبخورى [گران‌قیمتى] را در بار برادرش [بنیامین] گذاشت، سپس [همین که قافله عازم حرکت شد،] جارچى فریاد برآورد: «اى کاروانیان! بی‌شک شما دزد هستید!»///چون بار آن قافله را مهیا ساخت جام (زرین شاه) را در رحل برادر نهاد و آن‌گاه از غلامان منادیی ندا کرد که‌ای اهل قافله، شما بی‌شک دزدید.///و چون ساز و برگ آنان را آماده ساختند [به فرمان یوسف‌] جام [پادشاه‌] را در خرجین برادرش [بنیامین‌] گذاشت سپس منادی ندا در داد که‌ای کاروانیان شما دزدید///و هنگامی که (مأمور یوسف) بارهای آنها را بست، ظرف آبخوری پادشاه را در بار برادرش گذاشت؛ سپس کسی صدا زد؛ «ای اهل قافله، شما دزد هستید!»///و هنگامی که بست بار ایشان را گذارد جام را میان بار برادر خویش پس بانگ برآورد بانگ‌دهنده‌ای که‌ای کاروان همانا شمائید دزدی‌کنندگان‌///پس هنگامی که آنان را به خواروبارشان مجهز کرد، پیمانه (ی زرین شاه) را در بار برادرش نهاد. سپس (به دستور او) ندا کننده‌ای ندا در داد: «بی‌گمان شما همانا دزدانید.» quran_en_fa They said, turning towards them: "What is it that ye miss?" کاروانیان روی به گماشتگان کردند و گفتند: چه چیزی گم کرده‌اید؟///کاروانیان روی به گماشتگان کردند و گفتند: چه چیزی گم کرده‌اید؟///کاروانیان نزد آنها بازگشتند و گفتند: چه گم کرده‌اید؟///آنان رو به سویشان کردند و گفتند: چه گم کرده‌اید/// [برادران‌] در حالى که به آنان روى کردند، گفتند: «چه گم کرده‌اید؟»///[برادران یوسف] به آنها روى کردند و گفتند: «چه چیزى گم کرده‌اید؟»///آنها رو به غلامان کرده گفتند که مگر چه چیز از شما مفقود شده است؟///گفتند -و رو به ایشان آوردندکه مگر چه گم کرده‌اید؟///آنها رو به سوی او کردند و گفتند: «چه چیز گم کرده‌اید؟»///گفتند و بازگشتند بسوی آنان چه چیز گم کردید///(برادران) در حالی که به آنان روی کردند، گفتند: «در پی چه‌اید؟» quran_en_fa They said: "We miss the great beaker of the king; for him who produces it, is (the reward of) a camel load; I will be bound by it." گفتند: آبخوری شاه را گم کرده‌ایم و هر کس آن را بیاورد، یک بار شتر مژدگانی اوست و من ضامن آن هستم.///گفتند: آبخوری شاه را گم کرده‌ایم و هر کس آن را بیاورد، یک بار شتر مژدگانی اوست و من ضامن آن هستم.///گفتند: جام پادشاه را. و هر که بیاوردش او را بار شترى است و من ضمانت مى‌کنم.///گفتند: پیمانه شاه را گم کرده‌ایم، و براى هر کس که آن را بیاورد یک بار شتر خواهد بود، و من [منادى‌] ضامن آن هستم///گفتند: «جام شاه را گم کرده‌ایم، و براى هر کس که آن را بیاورد یک بار شتر خواهد بود.» و [متصدى گفت:] «من ضامن آنم.»///گفتند: «جام مخصوص پادشاه را گم کرده‌ایم. و هر کس که آن را بیاورد، یک بار شتر [جایزه] دارد. و من این [پاداش] را ضمانت مى‌کنم.»///غلامان گفتند: جام شاه ناپیداست و من (که رئیس انبارم) یک بار شتر طعام ضمانت کنم بر آن کس که جام را پیدا کرده بیاورد.///گفتند جام پادشاه را گم کرده‌ایم، و هرکس آن را بیاورد، بار شتری [آذوقه جایزه‌] دارد و من این [وعده‌] را ضامنم‌///گفتند: «پیمانه پادشاه را! و هر کس آن را بیاورد، یک بار شتر (غله) به او داده می‌شود؛ و من ضامن این (پاداش) هستم!»///گفتند گم کردیم پیمانه (جام) شاه را و هرکه آن را آورد برایش بار اشتری است و منم بدان ضامن‌///گفتند: «در پی پیمانه‌ی شاهیم، و برای هر که آن را بیاورد یک بار شتر است.» و (ندا کننده‌ای گفت:) «و من سخت ضامن آنم.» quran_en_fa (The brothers) said: "By Allah! well ye know that we came not to make mischief in the land, and we are no thieves!" گفتند: به خدا سوگند شما به خوبی دانستید که ما نیامده‌ایم در این سرزمین فساد کنیم، و هیچ گاه دزد نبوده‌ایم.///گفتند: به خدا سوگند شما به خوبی دانستید که ما نیامده‌ایم در این سرزمین فساد کنیم، و هیچ گاه دزد نبوده‌ایم.///گفتند: خدا را، شما خود مى‌دانید که ما فسادکردن را در این سرزمین نیامده‌ایم و دزد نبوده‌ایم.///گفتند: به خدا سوگند، شما خوب مى‌دانید که ما نیامده‌ایم در این سرزمین فساد کنیم، و ما دزد نبوده‌ایم///گفتند: «به خدا سوگند، شما خوب مى‌دانید که ما نیامده‌ایم در این سرزمین فساد کنیم و ما دزد نبوده‌ایم.»///گفتند: «به خدا سوگند خودتان مى‌دانید که ما نیامده‌ایم در این سرزمین فساد کنیم، و ما هرگز دزد نبوده‌ایم!»///برادران گفتند: به خدا سوگند که شما به خوبی حال ما را دانسته و شناخته‌اید که برای فساد در این سرزمین نیامده و دزد نبوده‌ایم.///گفتند به خدا خودتان می‌دانید که ما نیامده‌ایم که در این سرزمین فتنه و فساد کنیم و ما دزد نیستیم‌///گفتند: «به خدا سوگند شما می‌دانید ما نیامده‌ایم که در این سرزمین فساد کنیم؛ و ما (هرگز) دزد نبوده‌ایم!»///گفتند به خدا سوگند شما می‌دانید ما نیامدیم تا تبهکاری کنیم در زمین و نبوده‌ایم دزدان‌///گفتند: «به خدا سوگند، شما به‌راستی و درستی دانستید که ما نیامده‌ایم تا در این سرزمین افساد کنیم و ما هیچ‌گاه دزد نبوده‌ایم.» quran_en_fa (The Egyptians) said: "What then shall be the penalty of this, if ye are (proved) to have lied?" گماشتگان گفتند: اگر شما دروغگو باشید [و سارق در میان شما یافت شود] کیفرش چیست؟///گماشتگان گفتند: اگر شما دروغگو باشید [و سارق در میان شما یافت شود] کیفرش چیست؟///گفتند: اگر دروغ گفته باشید جزاى دزد چیست؟///گفتند: پس اگر دروغ گفته باشید کیفر دزد چیست///گفتند: «پس، اگر دروغ بگویید، کیفرش چیست؟»///[کارگزاران یوسف] گفتند: «اگر دروغ گفته باشید، کیفر دزد [در نزد شما] چیست؟»///غلامان گفتند: اگر کشف شد که دروغ می‌گویید کیفر آن چیست؟///گفتند جزای آن [سرقت‌] اگر شما دروغگو باشید، چه باشد؟///آنها گفتند: «اگر دروغگو باشید، کیفرش چیست؟»///گفتند پس چیست کیفر او اگر باشید دروغگویان‌///گفتند: «پس، اگر دروغگو بوده‌اید کیفرش چیست‌؟» quran_en_fa They said: "The penalty should be that he in whose saddle-bag it is found, should be held (as bondman) to atone for the (crime). Thus it is we punish the wrong-doers!" گفتند: کسی که آبخوری در بار و بنه‌اش پیدا شود، کیفرش خود اوست [که به غلامی گرفته شود]. ما ستمکاران را [در کنعان] به همین صورت کیفر می‌دهیم.///گفتند: کسی که آبخوری در بار و بنه‌اش پیدا شود، کیفرش خود اوست [که به غلامی گرفته شود]. ما ستمکاران را [در کنعان] به همین صورت کیفر می‌دهیم.///گفتند: جزایش همان کسى است که در بار او یافته شود. پس او خود جزاى عمل خود است و ما گنهکاران را چنین جزا دهیم.///گفتند: سزایش آن است که هر که [جام‌] در بار وى یافت شد او خودش سزاى آن است. ما ستمکاران را این گونه کیفر مى‌دهیم///گفتند: «کیفرش [همان‌] کسى است که [جام‌] در بار او پیدا شود. پس کیفرش خود اوست. ما ستمکاران را این گونه کیفر مى‌دهیم.»///گفتند: «کسى که جام در بارش پیدا شود، کیفرش خود اوست [و برده شما خواهد شد]. ما ستمکاران را این­گونه کیفر مى‌دهیم.»///گفتند: جزاء آن کس که این جام در رحل او یافت شود آن است که هم او را به بندگی برگیرند، که ما (دزدان و) ستمکاران را چنین به کیفر می‌رسانیم.///[اینان در پاسخ‌] گفتند هرکس که [جام‌] در خرجین او پیدا شود، خودش [برده شود و اسارتش‌] جزای آن باشد، که ما به این شیوه ستمکاران [سارق‌] را کیفر می‌دهیم‌///گفتند: «هر کس (آن پیمانه) در بار او پیدا شود، خودش کیفر آن خواهد بود؛ (و بخاطر این کار، برده شما خواهد شد؛) ما این‌گونه ستمگران را کیفر می‌دهیم!»///گفتند کیفر او هرکه یافت شود در بار اوست کیفرش بدینگونه کیفر دهیم ستمکاران‌///گفتند: «کیفرش کسی است که پیمانه در بارش پیدا شود، پس کیفرش خود اوست. ما ستمکاران را این‌گونه کیفر می‌دهیم.» quran_en_fa So he began (the search) with their baggage, before (he came to) the baggage of his brother: at length he brought it out of his brother's baggage. Thus did We plan for Joseph. He could not take his brother by the law of the king except that Allah willed it (so). We raise to degrees (of wisdom) whom We please: but over all endued with knowledge is one, the All-Knowing. پس [یوسف] پیش از [بررسی] بار برادرش، شروع به [بررسی] بارهای [دیگر] برادران کرد، آن گاه آبخوری پادشاه را از بار برادرش بیرون آورد. ما این گونه برای یوسف چاره اندیشی نمودیم؛ زیرا او نمی‌توانست بر پایه قوانین پادشاه [مصر] برادرش را بازداشت کند مگر اینکه خدا بخواهد [بازداشت برادرش از راهی دیگر عملی شود]. هر که را بخواهیم [به] درجاتی بالا می‌بریم و برتر از هر صاحب دانشی، دانشمندی است.///پس [یوسف] پیش از [بررسی] بار برادرش، شروع به [بررسی] بارهای [دیگر] برادران کرد، آن گاه آبخوری پادشاه را از بار برادرش بیرون آورد. ما این گونه برای یوسف چاره اندیشی نمودیم؛ زیرا او نمی‌توانست بر پایه قوانین پادشاه [مصر] برادرش را بازداشت کند مگر اینکه خدا بخواهد [بازداشت برادرش از راهی دیگر عملی شود]. هر که را بخواهیم [به] درجاتی بالا می‌بریم و برتر از هر صاحب دانشی، دانشمندی است.///پیش از بار برادر به بار آنها پرداخت، آنگاه از بار برادرش بیرونش آورد. حیله‌اى این سان به یوسف آموختیم. در آیین آن پادشاه، گرفتن برادر حق او نبود، چیزى بود که خدا مى‌خواست. هر کس را که بخواهیم به درجاتى بالا مى‌بریم و فراز هر دانایى داناترى است.///آن‌گاه [یوسف‌] پیش از بار برادرش، به جست و جوى بار آنان پرداخت سپس آن [جام‌] را از بار برادرش [بنیامین‌] بیرون آورد. [آرى‌] این گونه یوسف را تدبیر آموختیم، زیرا در آیین شاه نمى‌توانست برادرش را بازداشت کند، مگر این که خدا بخواهد [و چنین راهى به او نش///پس [یوسف‌] به [بازرسى‌] بارهاى آنان، پیش از بار برادرش، پرداخت. آنگاه آن را از بار برادرش [بنیامین‌] در آورد. این گونه به یوسف شیوه آموختیم. [چرا که‌] او در آیین پادشاه نمى‌توانست برادرش را بازداشت کند، مگر اینکه خدا بخواهد [و چنین راهى بدو بنماید]. درجات کسانى را که بخواهیم بالا مى‌بریم و فوق هر صاحب دانشى دانشورى است.///پس [یوسف] پیش از [بازرسی] بار برادرش به بار دیگر برادران پرداخت، آن­گاه پیمانه را از بار برادرش بیرون آورد. ما این­گونه براى یوسف تدبیر کردیم. [زیرا‌] او در آیین پادشاه [مصر] نمى‌توانست برادرش را بازداشت کند، مگر آن که خدا بخواهد [و چنین راه چاره را به او بیاموزد]. ما درجه و مقام هر کس را که بخواهیم [و شایسته باشد،] بالا مى‌بریم. و برتر از هر صاحب دانشى، دانشورى است.///پس (یوسف یا مأمور او) شروع در تحقیق از بارهای ایشان پیش از بار برادر کرد، آخر آن مشربه را از بار برادر خود (بنیامین) بیرون آورد. این تدبیر را ما به یوسف آموختیم، که در آیین ملک این نبود که بتوان آن برادر را به گرو بگیرد، جز آنکه خدا بخواهد (و دستوری از طریق وحی به یوسف بیاموزد. و ما که خدای جهانیم) هر کس را بخواهیم به مراتب بلند می‌رسانیم و (تا مردم بدانند که) فوق هر دانشمندی دانشمندتری وجود دارد.///[پذیرفتند] و آغاز به جستجوی باردانهای ایشان پیش از باردان برادر [ابوینی‌] اش کرد، [سرانجام‌] آن را از باردان برادرش بیرون آورد، بدین‌سان به یوسف تدبیر و ترفند آموختیم [زیرا] نمی‌توانست برادرش را طبق رسم و آیین پادشاه، بازداشت کند، مگر آنکه خداوند بخواهد، که درجات هر کس را که بخواهیم بلند می‌گردانیم و برتر از هر داننده‌ای داناتری هست‌///در این هنگام، (یوسف) قبل از بار برادرش، به کاوش بارهای آنها پرداخت؛ سپس آن را از بار برادرش بیرون آورد؛ این گونه راه چاره را به یوسف یاد دادیم! او هرگز نمی‌توانست برادرش را مطابق آیین پادشاه (مصر) بگیرد، مگر آنکه خدا بخواهد! درجات هر کس را بخواهیم بالا می‌بریم؛ و برتر از هر صاحب علمی، عالمی است!///پس آغاز کرد به بارهای آنان پیش از بار برادر خویش سپس درآوردش از بار برادر خویش بدینگونه تدبیر کردیم برای یوسف نمی‌رسید او را که برگیرد برادرش را در کیش شاه جز آنکه خدا خواهد بالا بریم پایه‌های هرکه را خواهیم و بر بالای هر دانشوری است دانشمند///پس (یوسف) به (بازرسی) بارهای آنان - پیش از بار برادرش - آغاز کرد. سپس (در پایان کار) آن را از بار برادرش [: بنیامین] به پویایی (ظاهری) در آورد. این‌گونه به یوسف شیوه (ای شرعی) آموختیم (چرا که) او در آیین پادشاه نمی‌توانست برادرش را بگیرد؛ مگر اینکه خدا بخواهد (و چنین راهی بدو بنماید). کسانی را که بخواهیم به درجاتی بالا می‌بریم و برتر از هر صاحب دانشی، دانشوری است. quran_en_fa They said: "If he steals, there was a brother of his who did steal before (him)." But these things did Joseph keep locked in his heart, revealing not the secrets to them. He (simply) said (to himself): "Ye are the worse situated; and Allah knoweth best the truth of what ye assert!" برادران گفتند: اگر این شخص دزدی می‌کند [خلاف انتظار نیست]؛ زیرا پیش‌تر برادر [ی داشت که] او هم دزدی کرد. یوسف [به مقتضای کرامت و جوانمردی] این تهمت را در دل خود پنهان داشت و نسبت به آن سخنی نگفت و این راز را فاش نساخت. در پاسخ آنان گفت: منزلت شما بدتر [و دامنتان آلوده‌تر از این] است [که ظاهرتان نشان می‌دهد] و خدا به آنچه بیان می‌کنید، داناتر است.///برادران گفتند: اگر این شخص دزدی می‌کند [خلاف انتظار نیست]؛ زیرا پیش‌تر برادر [ی داشت که] او هم دزدی کرد. یوسف [به مقتضای کرامت و جوانمردی] این تهمت را در دل خود پنهان داشت و نسبت به آن سخنی نگفت و این راز را فاش نساخت. در پاسخ آنان گفت: منزلت شما بدتر [و دامنتان آلوده‌تر از این] است [که ظاهرتان نشان می‌دهد] و خدا به آنچه بیان می‌کنید، داناتر است.///گفتند: اگر او دزدى کرده، برادرش نیز پیش از این دزدى کرده بود. یوسف جواب آن سخن در دل پنهان داشت و هیچ اظهار نکرد و گفت: شما در وضعى بدتر هستید و خدا به بهتانى که مى‌زنید آگاه‌تر است.///گفتند: اگر او دزدى کرده [تعجب ندارد]، پیش از این برادرش نیز دزدى کرده بود. یوسف این سخن [تلخ‌] را در دل نگاه داشت و به رویشان نیاورد. گفت: وضع شما بدتر [از این‌] است، و خدا به آنچه توصیف مى‌کنید آگاه‌تر است///گفتند: «اگر او دزدى کرده، پیش از این [نیز] برادرش دزدى کرده است. «یوسف این [سخن‌] را در دل خود پنهان داشت و آن را برایشان آشکار نکرد [ولى‌] گفت: «موقعیت شما بدتر [از او] ست، و خدا به آنچه وصف مى‌کنید داناتر است.»///[برادران] گفتند: «اگر او دزدی کرده است، پیش از این نیز برادرش دزدى کرده بود.» یوسف [این تهمت را] در دل خود پنهان داشت و به رویشان نیاورد. [و در دل] گفت: «جایگاه شما بدتر است. و خداوند به آنچه وصف مى‌کنید، داناتر است.»///برادران گفتند که اگر این دزدی کند (بعید نیست که) برادرش (یوسف) نیز از این پیش دزدی کرد. یوسف باز قضیه را در دل پنهان کرد و به آنها اظهار نکرد (و در دل) گفت: شما بسیار مردم بدتری هستید و خدا به حقیقت آنچه نسبت می‌دهید آگاه‌تر است.///گفتند اگر [بنیامین‌] دزدی کرده است [عجب نیست، چرا که‌] پیشترها برادر [ابوینی‌] اش هم دزدی کرده بود، اما یوسف این [شماتت را فرو خورد و] در دل نگه داشت و به روی آنان نیاورد، [اما در دل‌] گفت خودتان بدمنصب‌ترید، و خداوند به آنچه می‌گویید داناتر است‌///(برادران) گفتند: «اگر او [بنیامین‌] دزدی کند، (جای تعجب نیست؛) برادرش (یوسف) نیز قبل از او دزدی کرد» یوسف (سخت ناراحت شد، و) این (ناراحتی) را در درون خود پنهان داشت، و برای آنها آشکار نکرد؛ (همین اندازه) گفت: «شما (از دیدگاه من،) از نظر منزلت بدترین مردمید! و خدا از آنچه توصیف می‌کنید، آگاهتر است!»///گفتند اگر بدزدد همانا دزدیده است برادری او را پیش پس نهانش داشت یوسف در دل خود و فاش ننمودش برای آنان گفت شما بدترید در جایگاه و خدا داناتر است بدانچه می‌ستایید///گفتند: «اگر او دزدی می‌کند، همانا پیش از این برادرش (یوسف هم) دزدی کرده است.» پس یوسف این (سخن) را در دل خود پنهان داشت و آن را برایشان آشکار نکرد (ولی) گفت: «موقعیت شما بدتر (از او) است، و خدا به آنچه وصف می‌کنید داناتر است.» quran_en_fa They said: "O exalted one! Behold! he has a father, aged and venerable, (who will grieve for him); so take one of us in his place; for we see that thou art (gracious) in doing good." گفتند: ای عزیز! او را پدری سالخورده و بزرگوار است، پس یکی از ما را به جای او بازداشت کن، بی تردید ما تو را از نیکوکاران می‌بینیم.///گفتند: ای عزیز! او را پدری سالخورده و بزرگوار است، پس یکی از ما را به جای او بازداشت کن، بی تردید ما تو را از نیکوکاران می‌بینیم.///گفتند: اى عزیز، او را پدرى است سالخورده. یکى از ما را به جاى او بگیر، که از نیکوکارانت مى‌بینیم.///گفتند: اى عزیز! او پدرى سالخورده دارد، پس یکى از ما را به جاى او بگیر، که ما تو را از نیکوکاران مى‌بینیم///گفتند: «اى عزیز، او پدرى پیر سالخورده دارد؛ بنابراین یکى از ما را به جاى او بگیر، که ما تو را از نیکوکاران مى‌بینیم.»///[برادران] گفتند: «اى عزیز! او پدرى دارد پیر و سالخورده [که طاقت دوریش را ندارد]، پس یکى از ما را به جاى او بگیر [و او را رها کن]. ما تو را از نیکوکاران مى‌بینیم.»///برادران گفتند: ای عزیز مصر، او را پدر پیری است (که به او علاقه شدیدی دارد، لطفی کن و) یکی از ما را به جای او نگاه دار، که تو به چشم دل ما از نیکان عالمی.///گفتند ای عزیز او پدری پیر فرتوت دارد، یکی از ما را به جای او نگهدار، که ما تو را از نیکوکاران می‌بینیم‌///گفتند: «ای عزیز! او پدر پیری دارد (که سخت ناراحت می‌شود)؛ یکی از ما را به جای او بگیر؛ ما تو را از نیکوکاران می‌بینیم!»///گفتند ای عزیز همانا او را پدری است پیری فرتوت پس برگیر یکی از ما را به جای او که می‌بینیم تو را از نکوکاران‌///گفتند: «هان ای عزیز! او را به‌راستی پدری پیر (و) سالخورده است؛ پس یکی از ما را به جای او برگیر. بی‌گمان ما تو را از نیکوکاران می‌بینیم.» quran_en_fa He said: "Allah forbid that we take other than him with whom we found our property: indeed (if we did so), we should be acting wrongfully. گفت: پناه بر خدا از اینکه بازداشت کنیم مگر کسی را که متاع خود را نزد وی یافته‌ایم، که در این صورت ستمکار خواهیم بود.///گفت: پناه بر خدا از اینکه بازداشت کنیم مگر کسی را که متاع خود را نزد وی یافته‌ایم، که در این صورت ستمکار خواهیم بود.///گفت: معاذالله که جز آن کس را که کالاى خویش نزد او یافته‌ایم بگیریم. اگر چنین کنیم از ستمکاران خواهیم بود.///گفت: پناه بر خدا که جز آن کس را که کالاى خود را نزد وى یافته‌ایم بازداشت کنیم، زیرا در این صورت حتما ستمکار خواهیم بود///گفت: «پناه به خدا، که جز آن کس را که کالاى خود را نزد وى یافته‌ایم بازداشت کنیم، زیرا در آن صورت قطعا ستمکار خواهیم بود.»///[یوسف] گفت: «پناه بر خدا از این که شخص دیگرى را به جاى کسی که کالاى خود را نزد او یافته‌ایم، بازداشت کنیم، که در این صورت از ستمکاران خواهیم بود.»///یوسف گفت: معاذ الله که ما جز آن که متاع خود را نزد او یافته‌ایم دیگری را بگیریم، که اگر چنین کنیم بسیار مردم ستمکاری هستیم.///[یوسف‌] گفت پناه بر خدا که جز کسی را که کالایمان [جام‌] را در نزد او یافته‌ایم، بازداشت کنیم، که در این صورت ستمکار خواهیم بود///گفت: «پناه بر خدا که ما غیر از آن کس که متاع خود را نزد او یافته‌ایم بگیریم؛ در آن صورت، از ظالمان خواهیم بود!»///گفت پناه برم به خدا که بگیریم جز آن را که یافتیم کالای خویش را به نزدش که مائیم در آن هنگام از ستمگران‌///گفت: «پناه بر خدا که جز آن کس را که کالای خود را نزد وی یافته‌ایم برگیریم، زیرا در آن صورت بی‌امان ما ستمکارانیم.» quran_en_fa Now when they saw no hope of his (yielding), they held a conference in private. The leader among them said: "Know ye not that your father did take an oath from you in Allah's name, and how, before this, ye did fail in your duty with Joseph? Therefore will I not leave this land until my father permits me, or Allah commands me; and He is the best to command. پس هنگامی که از عزیز مأیوس شدند، در کناری [با یکدیگر] به گفتگوی پنهان پرداختند. بزرگشان گفت: آیا ندانستید که پدرتان از شما پیمان استوار خدایی گرفت و پیش‌تر هم درباره یوسف کوتاهی کردید، بنابراین من هرگز از این سرزمین بیرون نمی‌آیم تا پدرم به من اجازه دهد، یا خدا درباره من حکم کند؛ و او بهترین حکم کنندگان است.///پس هنگامی که از عزیز مأیوس شدند، در کناری [با یکدیگر] به گفتگوی پنهان پرداختند. بزرگشان گفت: آیا ندانستید که پدرتان از شما پیمان استوار خدایی گرفت و پیش‌تر هم درباره یوسف کوتاهی کردید، بنابراین من هرگز از این سرزمین بیرون نمی‌آیم تا پدرم به من اجازه دهد، یا خدا درباره من حکم کند؛ و او بهترین حکم کنندگان است.///چون از او نومید شدند، مشاورت را به کنارى رفتند و بزرگ ترینشان گفت: آیا نمى‌دانید که پدرتان از شما به نام خدا پیمان گرفته و پیش از این نیز در حق یوسف تقصیر کرده‌اید؟ من از این سرزمین بیرون نمى‌آیم تا پدر مرا رخصت دهد، یا خدا درباره من داورى کند، که او بهترین داوران است.///پس چون از او نومید شدند، نجواکنان کنار کشیدند. بزرگشان گفت: مگر نمى‌دانید که پدرتان از شما به نام خدا پیمان اکید گرفته است و قبلا هم در حق یوسف چه تقصیرى کرده‌اید؟ پس من هرگز از این جا خارج نمى‌شوم تا پدرم به من رخصت دهد یا این که خداوند در حق من حک///پس چون از او نومید شدند، رازگویان کنار کشیدند. بزرگشان گفت: «مگر نمى‌دانید که پدرتان با نام خدا پیمانى استوار از شما گرفته است و قبلا [هم‌] در باره یوسف تقصیر کردید؟ هرگز از این سرزمین نمى‌روم تا پدرم به من اجازه دهد یا خدا در حق من داورى کند، و او بهترین داوران است.///هنگامى که [برادران] از یوسف ناامید شدند، نجواکنان به کنارى رفتند. [برادر] بزرگشان گفت: «مگر نمى‌دانید که پدرتان [براى برگرداندن او،] در پیشگاه خداوند از شما پیمان گرفته و پیش از این نیز درباره‌ی یوسف کوتاهى کرده‌اید؟! من از این سرزمین پا بیرون نمى‌گذارم تا آن که پدرم به من اجازه دهد یا خداوند درباره من داورى کند و او بهترین داور و حاکم است.///چون برادران از او مأیوس شدند با خود خلوت کرده و در سخن، سر خود به میان آوردند، برادر بزرگ گفت: آیا نه این است که پدر از شما عهد و سوگند به نام خدا گرفته است و از این پیش هم درباره یوسف مقصر بودید؟ (ما دیگر با چه آبرو نزد پدر رویم؟) من که هرگز از این سرزمین برنخیزم تا پدرم اجازه دهد یا خدای عالم حکمی درباره من فرماید، که او بهترین حکمفرمایان است.///آنگاه چون از او نومید شدند، نجوا کنان بین خود خلوت [و مشورت‌] کردند، بزرگترشان گفت مگر نمی‌دانید که پدرتان از شما با نام خدا عهدی گرفته است، و پیشترها هم چه تقصیرها در حق یوسف کرده‌اید، من از این سرزمین قدم بیرون نمی‌گذارم، مگر آنکه پدرم اجازه دهد، یا خداوند در حق من حکمی فرماید و او بهترین داوران است‌///هنگامی که (برادران) از او مأیوس شدند، به کناری رفتند و با هم به نجوا پرداختند؛ (برادر) بزرگشان گفت: «آیا نمی‌دانید پدرتان از شما پیمان الهی گرفته؛ و پیش از این درباره یوسف کوتاهی کردید؟! من از این سرزمین حرکت نمی‌کنم، تا پدرم به من اجازه دهد؛ یا خدا درباره من داوری کند، که او بهترین حکم‌کنندگان است!///پس هنگامی که نومید شدند از او جدا شدند رازگویان گفت بزرگ ایشان آیا ندانستید که پدر شما بگرفت بر شما گروگانی از خدا و از پیش چه کوتاهی کردید در باره یوسف پس ترک نکنم زمین را هرگز تا رخصتم دهد پدرم یا حکم کند خدا برای من و اوست بهترین حکمرانان‌///پس هنگامی که از او نومید شدند، رازگویان (هم‌چون فراریان خستند و) رستند. بزرگشان گفت: «مگر نمی‌دانید که پدرتان بر شما پیمانی استوار از خدا بر گرفت‌؟ و از پیش (هم) درباره‌ی یوسف آنچه تفریط و کوتاهی کردید (یاد کنید). پس هرگز از این سرزمین بر نخواهم خاست تا پدرم برایم اجازه دهد یا خدا در حق من داوری کند و او بهترین داوران است.» quran_en_fa "Turn ye back to your father, and say, 'O our father! behold! thy son committed theft! we bear witness only to what we know, and we could not well guard against the unseen! شما به سوی پدرتان بازگردید، پس به او بگویید: ای پدر! بدون شک پسرت دزدی کرد، و ما جز به آنچه دانستیم گواهی ندادیم وحافظ ونگهبان نهان هم [که در آن چه اتفاقی افتاده] نبودیم.///شما به سوی پدرتان بازگردید، پس به او بگویید: ای پدر! بدون شک پسرت دزدی کرد، و ما جز به آنچه دانستیم گواهی ندادیم وحافظ ونگهبان نهان هم [که در آن چه اتفاقی افتاده] نبودیم.///نزد پدر باز گردید و بگویید: اى پدر، پسرت دزدى کرد و ما جز به آنچه مى‌دانستیم شهادت ندادیم و از غیب نیز آگاه نیستیم.///پیش پدرتان بازگردید و بگویید: اى پدر! پسرت دزدى کرده است، و ما جز به آنچه مى‌دانستیم گواهى ندادیم، و نگاهبان غیب هم نبودیم///پیش پدرتان بازگردید و بگویید: اى پدر، پسرت دزدى کرده، و ما جز آنچه مى‌دانیم گواهى نمى‌دهیم و ما نگهبان غیب نبودیم.///شما به سوى پدر بازگردید و بگویید: پدر [جان!]، پسرت دزدى کرد، و ما تنها به آنچه [دیدیم و] دانستیم گواهى دادیم. و ما علم غیب نداشتیم [که این اتفاق مى‌افتد].»///شما نزد پدر باز شوید و بگویید که فرزندت (بنیامین در مصر) سرقت کرد (و بدین جرم گرفتار شد) و ما جز بر آنچه دانستیم گواهی ندادیم و (لیکن حقیقت امر هر چه بود) ما حافظ اسرار غیب نبودیم.///به سوی پدرتان باز گردید و بگویید پدرجان، پسرت [بنیامین‌] دزدی کرد و ما جز به چیزی که می‌دانستیم شهادت ندادیم، و ما در برابر [رویدادهای‌] نهانی نگهبان نبودیم‌///شما به سوی پدرتان بازگردید و بگویید: پدر (جان)، پسرت دزدی کرد! و ما جز به آنچه می‌دانستیم گواهی ندادیم؛ و ما از غیب آگاه نبودیم!///بازگردید بسوی پدر خویش پس بگوئید ای پدر همانا فرزندت دزدید و گواهی ندهیم جز بدانچه دانستیم و نیستیم ناپیدا را نگهبان‌///«سوی پدرتان بازگردید. پس (به او) بگویید: پدرمان! پسرت دزدی کرده و ما جز به آنچه می‌دانستیم گواهی نمی‌دهیم. و ما نگهبان غیب (هم) نبوده‌ایم.» quran_en_fa "'Ask at the town where we have been and the caravan in which we returned, and (you will find) we are indeed telling the truth.'" حقیقت را از شهری که در آن بودیم [و در و دیوارش گواه است] و از کاروانی که با آن آمدیم بپرس؛ و یقینا ما راستگوییم.///حقیقت را از شهری که در آن بودیم [و در و دیوارش گواه است] و از کاروانی که با آن آمدیم بپرس؛ و یقینا ما راستگوییم.///از شهرى که در آن بوده‌ایم و از کاروانى که همراهش آمده‌ایم بپرس، که ما راست مى‌گوییم.///و از مردم شهرى که در آن بودیم و کاروانى که همراهش آمدیم جویا شو، و ما قطعا راستگو هستیم///و از [مردم‌] شهرى که در آن بودیم و کاروانى که در میان آن آمدیم جویا شو، و ما قطعا راست مى‌گوییم.///«[اگر به ما اطمینان ندارى،] از مردم شهری که در آن بودیم و از کاروانى که با آن آمدیم، تحقیق کن. و بى‌شک ما راستگوییم.»///و از مردم آن شهر و از آن قافله که ما با آن آمدیم حقیقت را جویا شو تا صدق دعوی ما کاملا بر تو معلوم گردد.///از مردم شهری که ما در آن بودیم [مصر] و از اهل کاروانی که ما با آن روی به اینجا آوردیم، بپرس، و ما راستگوییم‌///(و اگر اطمینان نداری،) از آن شهر که در آن بودیم سؤال کن، و نیز از آن قافله که با آن آمدیم (بپرس)! و ما (در گفتار خود) صادق هستیم!»///و بپرس شهری را که در آن بودیم و کاروانی را که در آن آمدیم و همانا مائیم راستگویان‌///«و از (مردم) مجتمعی که در آن بودیم و (از) کاروانی که از میانشان آمدیم جویا شو و ما به‌راستی راستگویانیم.» quran_en_fa Jacob said: "Nay, but ye have yourselves contrived a story (good enough) for you. So patience is most fitting (for me). Maybe Allah will bring them (back) all to me (in the end). For He is indeed full of knowledge and wisdom." [برادران پس از بازگشت به کنعان، ماجرا را برای پدر بیان کردند، یعقوب] گفت: [نه چنین است که می‌گویید] بلکه نفوس شما کاری [زشت] را در نظرتان آراست [تا انجامش بر شما آسان شود] پس من بدون جزع و بیتابی شکیبایی می‌ورزم، امید است خدا همه آنان را پیش من آرد؛ زیرا او بی تردید، دانا و حکیم است.///[برادران پس از بازگشت به کنعان، ماجرا را برای پدر بیان کردند، یعقوب] گفت: [نه چنین است که می‌گویید] بلکه نفوس شما کاری [زشت] را در نظرتان آراست [تا انجامش بر شما آسان شود] پس من بدون جزع و بیتابی شکیبایی می‌ورزم، امید است خدا همه آنان را پیش من آرد؛ زیرا او بی تردید، دانا و حکیم است.///گفت: نه، نفس شما کارى را در نظرتان بیاراست و مرا صبر جمیل بهتر است. شاید خدا همه را به من بازگرداند که او دانا و حکیم است.///گفت: [چنین نیست‌] بلکه نفس شما کارى را براى شما آراسته است. صبرى جمیل [لازم است‌] امید که خداوند همه آنها را سوى من باز آورد، که او داناى حکیم است/// [یعقوب‌] گفت: «[چنین نیست،] بلکه نفس شما امرى [نادرست‌] را براى شما آراسته است. پس [صبر من‌] صبرى نیکوست. امید که خدا همه آنان را به سوى من [باز] آورد، که او داناى حکیم است.»///[یعقوب] گفت: «[چنین نیست که بنیامین دزدی کرده باشد،] بلکه نفس شما کارى [زشت] را براى شما آراسته است. پس صبرى نیکو [پیش می‌گیرم]. امید است که خداوند همه [برادران] را با هم نزد من آورد، چرا که او آگاه و حکیم است.»///(آنها نزد پدر آمده و قضیه را اظهار داشتند) یعقوب گفت (این قضیه هم مانند یوسف و گرگ حقیقت ندارد) بلکه چیزی از اوهام عالم نفس بر شما جلوه نموده، پس من باز هم راه صبر نیکو پیش گیرم، که امید است خدا همه ایشان را به من باز رساند، که او خدایی دانا و درستکار است.///[یعقوب‌] گفت باز نفس اماره‌تان به دست شما کار داد، پس [چاره من‌] صبری نیکوست، چه بسا خداوند همه آنان را برای من باز آورد، که او دانای فرزانه است‌///(یعقوب) گفت: «(هوای) نفس شما، مسأله را چنین در نظرتان آراسته است! من صبر می‌کنم، صبری زیبا (و خالی از کفران)! امیدوارم خداوند همه آنها را به من بازگرداند؛ چرا که او دانا و حکیم است!///گفت بلکه آراست برای شما دلهای شما امری را پس شکیبائی نکو است امید است خدا بیاوردم به هر دو با هم که او است دانای حکیم‌///(یعقوب) گفت: «(چنین نیست!) بلکه نفس‌های (اماره‌ی) شما کاری (نادرست) را برایتان آراسته است. پس صبری زیبا و دل‌ربا (باید). امید که خدا همه‌ی آنان را سوی من (باز) آورد، که او، (هم) او بس دانای حکیم است.» quran_en_fa And he turned away from them, and said: "How great is my grief for Joseph!" And his eyes became white with sorrow, and he fell into silent melancholy. و از آنان کناره گرفت و گفت: دریغا بر یوسف! و در حالی که از غصه لبریز بود دو چشمش از اندوه، سپید شد.///و از آنان کناره گرفت و گفت: دریغا بر یوسف! و در حالی که از غصه لبریز بود دو چشمش از اندوه، سپید شد.///روى خود از آنها بگردانید و گفت: اى اندوها بر یوسف. و چشمانش از غم سپیدى گرفت و همچنان اندوه خود فرو مى‌خورد.///و از آنها روى گرداند و گفت: اى افسوس بر یوسف! و همچنان که اندوه خود را فرو مى‌خورد، چشمانش از غصه سپید شد///و از آنان روى گردانید و گفت: «اى دریغ بر یوسف، و در حالى که اندوه خود را فرو مى‌خورد، چشمانش از اندوه سپید شد.»///و [یعقوب] از آنان روى گرداند و گفت: «اى دریغا بر یوسف!» و چشمان او از اندوه [و گریه‌ى زیاد نابینا و] سفید شد و او خشم خود را فرومى‌خورد و بروز نمى‌داد.///آن گاه یعقوب (از شدت حزن) روی از آنها بگردانید و گفت: وا اسفا بر فراق یوسف! و از گریه غم چشمانش سفید شد و سوز هجران و داغ دل بنهفت.///و از آنان روی برگرداند و [با اشک و اندوه‌] گفت بر [فراق‌] یوسف اسف می‌خورم، و چشمانش از [اشک و] اندوه سپید [و نابینا] شد و اندوه خود را فرو خورد///و از آنها روی برگرداند و گفت: «وا اسفا بر یوسف!» و چشمان او از اندوه سفید شد، اما خشم خود را فرو می‌برد (و هرگز کفران نمی‌کرد)!///و روی برتافت از ایشان و گفت دریغ بر یوسف و سفید شد دیدگان او از اندوه و بود به اندوه گلوگیر///و از آنان روی گردانید و گفت: «اسفا بر یوسف!» و دو چشمانش از اندوه سپید شد. پس او بس فرو نشاننده‌ی خشم است. quran_en_fa They said: "By Allah! (never) wilt thou cease to remember Joseph until thou reach the last extremity of illness, or until thou die!" گفتند: به خدا آن قدر از یوسف یاد می‌کنی تا سخت ناتوان شوی یا جانت را از دست بدهی.///گفتند: به خدا آن قدر از یوسف یاد می‌کنی تا سخت ناتوان شوی یا جانت را از دست بدهی.///گفتند: به خدا سوگند پیوسته یوسف را یاد مى‌کنى تا بیمار گردى یا بمیرى.///گفتند: به خدا سوگند، تو پیوسته یوسف را یاد مى‌کنى تا سر انجام یا بیمارى شوى یا خود را هلاک کنى/// [پسران او] گفتند: «به خدا سوگند که پیوسته یوسف را یاد مى‌کنى تا بیمار شوى یا هلاک گردى.»///[فرزندان به پدر] گفتند: «به خدا سوگند آن قدر از یوسف یاد مى‌کنى تا سخت بیمار و لاغر شوى، یا جانت را از دست بدهى.»///فرزندانش (به ملامت) گفتند: به خدا سوگند که تو آن قدر دائم یوسف یوسف کنی تا از غصه فراقش مریض شوی و یا خود را به دست هلاک سپاری.///گفتند به خدا پیوسته یوسف را یاد می‌کنی تا زار و نزار یا نابود شوی‌///گفتند: «به خدا تو آنقدر یاد یوسف می‌کنی تا در آستانه مرگ قرار گیری، یا هلاک گردی!»///گفتند به خدا ترک نکنی یاد کردن یوسف را تا بیماری فسرده گردی یا بشوی از نابودشدگان‌///(پسران) گفتند: «به خدا سوگند که پیوسته یوسف را یاد می‌کنی تا به پرتگاه هلاکت افتی یا (در پایان) از هلاک‌شدگان باشی.» quran_en_fa He said: "I only complain of my distraction and anguish to Allah, and I know from Allah that which ye know not... گفت: شکوه اندوه شدید و غم و غصه‌ام را فقط به خدا می‌برم و از خدا می‌دانم آنچه را که شما نمی‌دانید.///گفت: شکوه اندوه شدید و غم و غصه‌ام را فقط به خدا می‌برم و از خدا می‌دانم آنچه را که شما نمی‌دانید.///گفت: جز این نیست که شرح اندوه خویش تنها با خدا مى‌گویم. زیرا آنچه من از خدا مى‌دانم شما نمى‌دانید.///گفت: من شرح درد و اندوه خویش را تنها با خدا مى‌گویم، و از خداوند چیزى مى‌دانم که شما نمى‌دانید///گفت: «من شکایت غم و اندوه خود را پیش خدا مى‌برم، و از [عنایت‌] خدا چیزى مى‌دانم که شما نمى‌دانید.///[یعقوب] گفت: «من ناله‌ی آشکار و اندوه [پنهان] خود را به درگاه خدا شکوه مى‌برم و از [لطف] خداوند چیزهایى مى‌دانم که شما نمى‌دانید.///یعقوب گفت: من با خدا غم و درد دل خود گویم و از (لطف بی‌حساب) خدا چیزی دانم که شما نمی‌دانید.///گفت درد و اندوهم را فقط با خداوند در میان می‌گذارم، و از [عنایت‌] خداوند چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید///گفت: «من غم و اندوهم را تنها به خدا می‌گویم (و شکایت نزد او می‌برم)! و از خدا چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌دانید!///گفت جز این نیست که شکوه اندوه و فسردگی خویش را به خدا برم و می‌دانم از خدا آنچه نمی‌دانید///گفت: «من شکایت غم و اندوه خود را تنها سوی خدا می‌برم، و از خدا چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید.» quran_en_fa "O my sons! go ye and enquire about Joseph and his brother, and never give up hope of Allah's Soothing Mercy: truly no one despairs of Allah's Soothing Mercy, except those who have no faith." ای پسرانم! بروید آن گاه از یوسف و برادرش جستجو کنید و از رحمت خدا مأیوس نباشید؛ زیرا جز مردم کافر از رحمت خدا مأیوس نمی‌شوند.///ای پسرانم! بروید آن گاه از یوسف و برادرش جستجو کنید و از رحمت خدا مأیوس نباشید؛ زیرا جز مردم کافر از رحمت خدا مأیوس نمی‌شوند.///اى پسران من، بروید و یوسف و برادرش را بجویید و از رحمت خدا مأیوس مشوید، زیرا تنها کافران از رحمت خدا مأیوس مى‌شوند.///اى پسران من! بروید و از یوسف و برادرش جست و جو کنید و از رحمت خدا نومید نشوید، که از رحمت خداوند جز کافران نومید نمى‌شوند///اى پسران من، بروید و از یوسف و برادرش جستجو کنید و از رحمت خدا نومید مباشید، زیرا جز گروه کافران کسى از رحمت خدا نومید نمى‌شود.»///پسرانم! [بار دیگر به مصر] بروید و از یوسف و برادرش خبر بگیرید. و از رحمت خداوند ناامید نشوید، که تنها مردمان کافر از رحمت خداوند نومید مى‌شوند.»///ای فرزندان من، بروید (به ملک مصر) و از حال یوسف و برادرش تحقیق کرده و جویا شوید و از رحمت خدا نومید مباشید که هرگز جز کافران هیچ کس از رحمت خدا نومید نیست.///ای فرزندان بروید و در پی یوسف و برادرش بگردید، و از رحمت الهی نومید مباشید، چرا که جز خدانشناسان کسی از رحمت الهی نومید نمی‌گردد///پسرانم! بروید، و از یوسف و برادرش جستجو کنید؛ و از رحمت خدا مأیوس نشوید؛ که تنها گروه کافران، از رحمت خدا مأیوس می‌شوند!»///ای فرزندان من بروید پس جستجو کنید از یوسف و برادرش و نومید نشوید از روح خدا همانا نومید نشوند از روح خدا جز گروه کافران‌///«ای پسران من! بروید و از یوسف و برادرش با احساسی اکید کاوش و پویش کنید. و از آسایش روح‌افزا و نسیم فریادرسی و شادی و مهربانی و بخشایش ربانی نومید نشوید. بی‌گمان جز گروه کافران (کسانی) از رحمت خدا نومید نشوند.» quran_en_fa Then, when they came (back) into (Joseph's) presence they said: "O exalted one! distress has seized us and our family: we have (now) brought but scanty capital: so pay us full measure, (we pray thee), and treat it as charity to us: for Allah doth reward the charitable." پس هنگامی که بر یوسف وارد شدند، گفتند: عزیزا! از سختی [قحطی و خشکسالی] به ما و خانواده ما گزند و آسیب رسیده و [برای دریافت آذوقه] مال ناچیزی آورده‌ایم، پس پیمانه ما را کامل بده و بر ما صدقه بخش؛ زیرا خدا صدقه دهندگان را پاداش می‌دهد.///پس هنگامی که بر یوسف وارد شدند، گفتند: عزیزا! از سختی [قحطی و خشکسالی] به ما و خانواده ما گزند و آسیب رسیده و [برای دریافت آذوقه] مال ناچیزی آورده‌ایم، پس پیمانه ما را کامل بده و بر ما صدقه بخش؛ زیرا خدا صدقه دهندگان را پاداش می‌دهد.///چون بر یوسف داخل شدند، گفتند: اى عزیز، ما و کسانمان به گرسنگى افتاده‌ایم و با سرمایه‌اى اندک آمده‌ایم؛ پیمانه ما را تمام ادا کن و بر ما صدقه بده، زیرا خدا صدقه‌دهندگان را دوست دارد.///پس چون برادران بر او وارد شدند، گفتند: هان اى عزیز! ما و کسانمان را فقر و قحطى گرفته و سرمایه‌اى ناچیز آورده‌ایم، پس پیمانه ما را کامل کن و به ما صدقه بده که خدا صدقه دهندگان را پاداش مى‌دهد///پس چون [برادران‌] بر او وارد شدند، گفتند: «اى عزیز، به ما و خانواده ما آسیب رسیده است و سرمایه‌اى ناچیز آورده‌ایم. بنابراین پیمانه ما را تمام بده و بر ما تصدق کن که خدا صدقه‌دهندگان را پاداش مى‌دهد.»///پس هنگامى که بر یوسف وارد شدند، گفتند: «اى عزیز! سختی [قحطى] به ما و خاندانمان آسیب رسانده و [براى خرید گندم] سرمایه‌اى ناچیز با خود آورده‌ایم، اما تو سهمیه ما را کامل بده و بر ما بخشش نما، زیرا که خداوند کریمان و بخشندگان را پاداش مى‌دهد.»///برادران (به امر پدر باز به مصر نزد یوسف آمده) چون بر او وارد شدند گفتند: ای عزیز مصر، ما با همه اهل بیت خود به فقر و قحطی و بیچارگی گرفتار شدیم و با متاعی ناچیز و بی‌قدر (حضور تو) آمدیم، پس بر قدر احسانت نسبت به ما بیفزا و از ما به صدقه دستگیری کن، که خدا صدقه بخشندگان را نیکو پاداش می‌دهد.///و چون بر او [یوسف‌] وارد شدند، گفتند ای عزیز، به ما و خانواده ما رنج [بسیار] رسیده است و سرمایه‌ای اندک آورده‌ایم، پس به ما پیمانه تمام و کمال بده و بر ما [افزونتر هم‌] ببخش که خداوند بخشندگان را دوست دارد///هنگامی که آنها بر او [= یوسف‌] وارد شدند، گفتند: «ای عزیز! ما و خاندان ما را ناراحتی فرا گرفته، و متاع کمی (برای خرید مواد غذایی) با خود آورده‌ایم؛ پیمانه را برای ما کامل کن؛ و بر ما تصدق و بخشش نما، که خداوند بخشندگان را پاداش می‌دهد!»///پس هنگامی که درآمدند بر او گفتند ای عزیز رسید به ما و خاندان ما رنج و آوردیم کالائی ناچیز پس پرکن برای ما پیمانه را و تصدق کن بر ما که خدا پاداش دهد به تصدق‌کنندگان‌///پس هنگامی که (برادران) بر یوسف وارد شدند، گفتند: «ای عزیز! به ما و خانواده‌ی ما زیان (مرگبار) رسیده و (اکنون) با سرمایه‌ای کم (نزد تو) آمده‌ایم. پس برای ما پیمانه را وافی و کامل گردان و بر ما تصدق فرمای. به‌راستی خدا صدقه‌دهندگان را پاداش می‌دهد.» quran_en_fa He said: "Know ye how ye dealt with Joseph and his brother, not knowing (what ye were doing)?" گفت: آیا زمانی که نادان بودید، دانستید با یوسف و برادرش چه کردید؟///گفت: آیا زمانی که نادان بودید، دانستید با یوسف و برادرش چه کردید؟///گفت: مى‌دانید که از روى نادانى با یوسف و برادرش چه کردید؟///گفت: آیا دانستید با یوسف و برادرش چه کردید آن‌گاه که جاهل بودید///گفت: «آیا دانستید، وقتى که نادان بودید، با یوسف و برادرش چه کردید؟»///[اینجا بود که یوسف] گفت: «آیا مى‌دانید آن­گاه که در جهالت و نادانی بودید، با یوسف و برادرش چه کردید؟»///گفت: شما برادران یوسف در دوران جهل و نادانی فهمیدید که با یوسف و برادرش چه کردید؟///[یوسف‌] گفت آیا دانستید که در حق یوسف و برادرش، وقتی که جاهل [و جوان‌] بودید، چه کردید؟///گفت: «آیا دانستید با یوسف و برادرش چه کردید، آنگاه که جاهل بودید؟!»///گفت آیا دانستید چه کردید به یوسف و برادرش هنگامی که بودید نادانان‌///گفت: «آیا دانستید با یوسف و برادرش به هنگام (و هنگامه‌ی) نادانی، چه (ها) کردید؟» quran_en_fa They said: "Art thou indeed Joseph?" He said, "I am Joseph, and this is my brother: Allah has indeed been gracious to us (all): behold, he that is righteous and patient,- never will Allah suffer the reward to be lost, of those who do right." گفتند: شگفتا! آیا تو خود یوسفی؟! گفت: من یوسفم و این برادر من است، همانا خدا بر ما منت نهاده است؛ بی تردید هر کس پرهیزکاری کند و شکیبایی ورزد، [پاداش شایسته می‌یابد]؛ زیرا خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌کند.///گفتند: شگفتا! آیا تو خود یوسفی؟! گفت: من یوسفم و این برادر من است، همانا خدا بر ما منت نهاده است؛ بی تردید هر کس پرهیزکاری کند و شکیبایی ورزد، [پاداش شایسته می‌یابد]؛ زیرا خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌کند.///گفتند: آیا به حقیقت تو یوسفى؟ گفت: من یوسفم، و این برادر من است و خدا به ما نعمت داد. زیرا هر کس که پرهیزگارى کند و شکیبایى ورزد، خدا مزدش را تباه نمى‌سازد.///گفتند: آیا واقعا تو همان یوسفى؟ گفت: آرى، من یوسفم و این برادر من است. به راستى خدا بر ما منت نهاده است. بى‌گمان هر که تقوا و صبر پیشه کند، خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمى‌کند///گفتند: «آیا تو خود، یوسفى؟» گفت: «[آرى،] من یوسفم و این برادر من است. به راستى خدا بر ما منت نهاده است. بى‌گمان، هر که تقوا و صبر پیشه کند، خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمى‌کند.»///گفتند: «آیا به راستى تو همان یوسفى؟!» گفت: «[آرى!] من یوسفم، و این برادرم [بنیامین]، که خداوند بر ما منت گذارده است. بی­گمان هر کس تقوا پیشه کند، و شکیبایى ورزد، خداوند پاداش [این] نیکوکاران را تباه نمى‌سازد.»///آنان گفتند: آیا تو همان یوسف هستی؟ پاسخ داد که آری من همان یوسفم و این برادر من (بنیامین) است، خدا بر ما منت نهاد (و ما را به دیدار هم پس از چهل سال رسانید) که البته هر کس تقوا و صبر پیشه کند خدا اجر نیکوکاران را ضایع نگذارد.///گفتند آیا تو خود یوسفی؟ گفت آری من یوسفم و این برادر [ابوینی‌] من است، خداوند بر من منت نهاد [و نعمت داد]، چرا که هرکس پروا و شکیبایی پیشه کند، خداوند پاداش نیکوکاران را فرو نمی‌گذارد///گفتند: «آیا تو همان یوسفی؟!» گفت: «(آری،) من یوسفم، و این برادر من است! خداوند بر ما منت گذارد؛ هر کس تقوا پیشه کند، و شکیبایی و استقامت نماید، (سرانجام پیروز می‌شود؛) چرا که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمی‌کند!»///گفتند مگر توئی یوسف گفت من یوسفم و این است برادرم که خدا منت نهاد بر ما بدرستی هرکه پرهیزکاری کند و شکیبا شود همانا خدا تباه نگرداند پاداش نکوکاران را///گفتند: «آیا تو بی‌گمان خودت، به‌راستی یوسفی‌؟» گفت: «(آری) من، (همین) من یوسفم، و این برادر من است. به‌راستی خدا بر ما منت نهاده است. هر که همواره تقوا و صبر پیشه کند بی‌گمان خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌کند.» quran_en_fa They said: "By Allah! indeed has Allah preferred thee above us, and we certainly have been guilty of sin!" گفتند: به خدا سوگند یقینا که خدا تو را بر ما برتری بخشید و به راستی که ما خطاکار بودیم.///گفتند: به خدا سوگند یقینا که خدا تو را بر ما برتری بخشید و به راستی که ما خطاکار بودیم.///گفتند: به خدا سوگند که خدا تو را بر ما فضیلت داد و ما خطاکار بودیم.///گفتند: به خدا سوگند که واقعا خدا تو را بر ما برترى داده و ما جدا خطاکار بوده‌ایم///گفتند: «به خدا سوگند، که واقعا خدا تو را بر ما برترى داده است و ما خطاکار بودیم.»///[برادران] گفتند: «به خدا سوگند که خداوند تو را بر ما برترى بخشیده است. و به راستى که ما خطاکار بوده‌ایم.»///برادران گفتند: به خدا که خدا تو را بر ما (به ملک و عزت و عقل و حسن و کمال) برگزید و ما (در حق تو) مقصر و خطاکار بودیم.///گفتند به خدا، خداوند تو را بر ما برتری داد، و ما خطاکار بودیم‌///گفتند: «به خدا سوگند، خداوند تو را بر ما برتری بخشیده؛ و ما خطاکار بودیم!»///گفتند به خدا برگزیده است خدا تو را بر ما و همانا بودیم ما تباهکاران‌///گفتند: «به خدا سوگند، (که) بی‌چون خدا تو را به‌راستی بر ما برتری داده است و گر چه ما بی‌شک خطاکار بوده‌ایم.» quran_en_fa He said: "This day let no reproach be (cast) on you: Allah will forgive you, and He is the Most Merciful of those who show mercy! گفت: امروز هیچ ملامت و سرزنشی بر شما نیست، خدا شما را می‌آمرزد و او مهربان‌ترین مهربانان است.///گفت: امروز هیچ ملامت و سرزنشی بر شما نیست، خدا شما را می‌آمرزد و او مهربان‌ترین مهربانان است.///گفت: امروز شما را سرزنش نباید کرد؛ خدا شما را مى‌بخشاید که او مهربان‌ترین مهربانان است.///گفت: امروز ملامتى بر شما نیست. خدا شما را مى‌آمرزد و او مهربان‌ترین مهربانان است/// [یوسف‌] گفت: «امروز بر شما سرزنشى نیست. خدا شما را مى‌آمرزد و او مهربانترین مهربانان است.»///[یوسف] گفت: «امروز هیچ ملامت و سرزنشى بر شما نیست. خداوند شما را بیامرزد. و او مهربان‌ترین مهربانان است.///یوسف گفت: امروز هیچ خجل و متأثر نباشید، که خدا گناه شما ببخشد و او مهربان‌ترین مهربانان است.///[یوسف‌] گفت امروز سرزنشی بر شما روا نیست، خداوند شما را می‌آمرزد و او مهربان‌ترین مهربانان است‌///(یوسف) گفت: «امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست! خداوند شما را می‌بخشد؛ و او مهربانترین مهربانان است!///گفت نیست نکوهشی بر شما امروز بیامرزد شما را خدا و او است مهربانترین مهربانان‌///(یوسف) گفت: «امروز بر شما سرزنش و رسوایی نیست. خدا برای شما گناهتان را می‌پوشد و او رحم کننده‌ترین رحم‌کنندگان است.» quran_en_fa "Go with this my shirt, and cast it over the face of my father: he will come to see (clearly). Then come ye (here) to me together with all your family." این پیراهنم را ببرید، و روی صورت پدرم بیندازید، او بینا می‌شود و همه خاندانتان را نزد من آورید.///این پیراهنم را ببرید، و روی صورت پدرم بیندازید، او بینا می‌شود و همه خاندانتان را نزد من آورید.///این جامه مرا ببرید و بر روى پدرم اندازید تا بینا گردد. و همه کسان خود را نزد من بیاورید.///این پیراهن مرا ببرید و بر صورت پدرم بیفکنید تا بینا شود، و کسان خود را همگى نزد من آورید/// «این پیراهن مرا ببرید و آن را بر چهره پدرم بیفکنید [تا] بینا شود، و همه کسان خود را نزد من آورید.»///این پیراهن مرا ببرید و آن را بر صورت پدرم بیندازید تا بینا شود و همه‌ی خانواده‌ی خود را نزد من بیاورید.»///اکنون این پیراهن مرا نزد پدرم (یعقوب) برده و به روی او افکنید تا دیدگانش باز بینا شود آن‌گاه (او و) همه اهل بیت و خویشان خود را (از کنعان به مصر) نزد من آرید.///[حال‌] این پیراهن مرا ببرید و آن را بر روی پدرم بیفکنید تا [به خواست خدا] بینا شود، و همه خانواده‌هایتان را به نزد من بیاورید///این پیراهن مرا ببرید، و بر صورت پدرم بیندازید، بینا می‌شود! و همه نزدیکان خود را نزد من بیاورید!»///ببرید جامه مرا این پس بیفکنیدش بر روی پدرم تا بینا گردد و بیارید مرا به خانواده خود همگی‌///«این پیراهن مرا ببرید. پس آن را بر چهره‌ی پدرم بیفکنید تا بینا بیاید و همه‌ی کسان خود را نزد من آورید.» quran_en_fa When the caravan left (Egypt), their father said: "I do indeed scent the presence of Joseph: Nay, think me not a dotard." و زمانی که کاروان [از مصر] رهسپار [کنعان] شد، پدرشان گفت: بی تردید، بوی یوسف را می‌یابم اگر مرا سبک عقل ندانید.///و زمانی که کاروان [از مصر] رهسپار [کنعان] شد، پدرشان گفت: بی تردید، بوی یوسف را می‌یابم اگر مرا سبک عقل ندانید.///چون کاروان به راه افتاد، پدرشان گفت: اگر مرا دیوانه نخوانید بوى یوسف مى‌شنوم.///و چون کاروان [از مصر] به راه افتاد، پدرشان گفت: اگر مرا به کم خردى متهم نکنید، من بوى یوسف را مى‌شنوم///و چون کاروان رهسپار شد، پدرشان گفت: «اگر مرا به کم‌خردى نسبت ندهید، بوى یوسف را مى‌شنوم.»///و چون کاروان [از مصر به سوى کنعان] رهسپار شد، پدرشان [یعقوب] گفت: «من بوى یوسف را احساس مى‌کنم، اگر مرا کم‌خرد ندانید.»///و چون کاروان از مصر بیرون آمد یعقوب گفت: اگر مرا تخطئه نکنید من بوی یوسف را می‌شنوم.///و چون کاروان رهسپار شد، پدرشان گفت اگر مرا به خرفتی متهم ندارید، من بوی یوسف را می‌شنوم‌///هنگامی که کاروان (از سرزمین مصر) جدا شد، پدرشان [= یعقوب‌] گفت: «من بوی یوسف را احساس می‌کنم، اگر مرا به نادانی و کم عقلی نسبت ندهید!»///و هنگامی که بار نهاد کاروان گفت پدر ایشان همانا می‌یابم بوی یوسف را اگر نه کم خردم خوانید///و هنگامی که کاروان جدا شد، پدرشان گفت: «اگر مرا به کم فهمی نسبت ندهید من به‌راستی بوی یوسف را می‌یابم.» quran_en_fa They said: "By Allah! truly thou art in thine old wandering mind." گفتند: به خدا سوگند تو در همان خطا و گمراهی دیرینت هستی.///گفتند: به خدا سوگند تو در همان خطا و گمراهی دیرینت هستی.///گفتند: به خدا سوگند که تو در همان ضلالت دیرینه خویش هستى.///گفتند: به خدا سوگند که تو هنوز در خطاى سابق خود هستى///گفتند: «به خدا سوگند که تو سخت در گمراهى دیرین خود هستى.»///[برخی از خاندانش] گفتند: «به خدا سوگند که تو همچنان در اشتباه دیرینه‌ات هستی [و گمان می‌کنی که یوسف زنده است]!»///شنوندگان گفتند: قسم به خدا که تو از قدیم الایام تا کنون (از شوق یوسف) حواست پریشان و عقلت مشوش است (که هنوز بوی یوسف می‌شنوی).///گفتند به خدا تو در همان خبط و خطای دیرینت هستی‌///گفتند: «به خدا تو در همان گمراهی سابقت هستی!»///گفتند به خدا توئی در گمراهی پیشین‌///گفتند: «به خدا سوگند تو بی‌گمان (هم‌چنان) فرو رفته‌ی در ژرفای گمراهی دیرینت هستی.» quran_en_fa Then when the bearer of the good news came, He cast (the shirt) over his face, and he forthwith regained clear sight. He said: "Did I not say to you, 'I know from Allah that which ye know not?'" پس هنگامی که مژده رسان آمد، پیراهن را بر صورت او افکند و او دوباره بینا شد، گفت: آیا به شما نگفتم که من از خدا حقایقی می‌دانم که شما نمی‌دانید؟///پس هنگامی که مژده رسان آمد، پیراهن را بر صورت او افکند و او دوباره بینا شد، گفت: آیا به شما نگفتم که من از خدا حقایقی می‌دانم که شما نمی‌دانید؟///چون مژده‌دهنده آمد و جامه بر روى او انداخت، بینا گشت. گفت: آیا نگفتمتان که آنچه من از خدا مى‌دانم شما نمى‌دانید؟///پس چون مژده‌رسان آمد، آن پیراهن را بر صورت او انداخت و او بینا شد. گفت: آیا به شما نگفتم که من از [الطاف‌] خدا آن مى‌دانم که شما نمى‌دانید///پس چون مژده‌رسان آمد، آن [پیراهن‌] را بر چهره او انداخت، پس بینا گردید. گفت: «آیا به شما نگفتم که بى‌شک من از [عنایت‌] خدا چیزهایى مى‌دانم که شما نمى‌دانید؟»///پس چون [برادرى که حامل پیراهن یوسف بود،] مژده‌رسان آمد و آن را بر صورت یعقوب افکند، ناگهان یعقوب بینا شد و گفت: «آیا به شما نگفتم که من از [عنایت] خداوند چیزهایى مى‌دانم که شما نمى‌دانید؟!»///پس از آنکه بشیر آمد (و بشارت یوسف آورد) پیراهن او را به رخسارش افکند و دیده انتظارش (به وصل) روشن شد، گفت: به شما نگفتم که از (لطف) خدا به چیزی آگاهم که شما آگه نیستید؟!///و چون [پیک‌] مژده‌آور آمد، آن [پیراهن‌] را بر روی او [یعقوب‌] انداخت و بینا گشت گفت آیا به شما نگفته بودم که من از [عنایت‌] خداوند چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید///اما هنگامی که بشارت دهنده فرا رسید، آن (پیراهن) را بر صورت او افکند؛ ناگهان بینا شد! گفت: «آیا به شما نگفتم من از خدا چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌دانید؟!»///و هنگامی که آمد مژده‌رسان بیفکندش بر روی او پس برگشت بینا گفت آیا نگفتم به شما که می‌دانم از خدا آنچه را نمی‌دانید///پس هنگامی که مژده‌رسان آمد، آن (پیراهن) را بر چهره‌اش انداخت (و یعقوب) به بیناییش برگشت. گفت: «آیا به شما نگفتم (که) بی‌شک من از (عنایت) خدا چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌دانید؟» quran_en_fa They said: "O our father! ask for us forgiveness for our sins, for we were truly at fault." گفتند: ای پدر! آمرزش گناهانمان را بخواه، بی تردید ما خطاکار بوده‌ایم.///گفتند: ای پدر! آمرزش گناهانمان را بخواه، بی تردید ما خطاکار بوده‌ایم.///گفتند: اى پدر براى گناهان ما آمرزش بخواه که ما خطاکار بوده‌ایم.///گفتند: اى پدر! براى گناهان ما آمرزش بخواه که ما خطاکار بوده‌ایم///گفتند: «اى پدر، براى گناهان ما آمرزش خواه که ما خطاکار بودیم.»///[فرزندان یعقوب] گفتند: «اى پدر! براى گناهانمان [از خداوند] آمرزش بخواه که به راستى ما خطاکار بودیم.»///در آن حال برادران یوسف عرضه داشتند: ای پدر بر تقصیراتمان از خدا آمرزش طلب که ما خطای بزرگ مرتکب شده‌ایم.///گفتند پدرجان برای گناهان ما آمرزش بخواه که ما گناهکار بوده‌ایم‌///گفتند: «پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه، که ما خطاکار بودیم!»///گفتند ای پدر ما آمرزش خواه برای ما گناهان ما را که بودیم لغزشکاران‌///گفتند: «پدرمان! برای گناهانمان (از خدا) پوشش (و پوزش) بخواه (که) ما بی‌گمان خطاکاران بوده‌ایم‌.» quran_en_fa He said: "Soon will I ask my Lord for forgiveness for you: for he is indeed Oft-Forgiving, Most Merciful." گفت: برای شما از پروردگارم درخواست آمرزش خواهم کرد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.///گفت: برای شما از پروردگارم درخواست آمرزش خواهم کرد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.///گفت: از پروردگارم براى شما آمرزش خواهم خواست، او آمرزنده و مهربان است.///گفت: به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش خواهم خواست که بى‌تردید او آمرزنده‌ى مهربان است///گفت: «به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى‌خواهم، که او همانا آمرزنده مهربان است.»///[یعقوب] گفت: «به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى‌طلبم، که او، خود آمرزنده و مهربان است.»///پدر گفت: به زودی از درگاه خدا برای شما آمرزش می‌طلبم که او بسیار آمرزنده و مهربان است.///گفت به زودی برای شما از پروردگارم آمرزش خواهم خواست، که او آمرزگار مهربان است‌///گفت: «بزودی برای شما از پروردگارم آمرزش می‌طلبم، که او آمرزنده و مهربان است!»///گفت بزودی آمرزش خواهم برای شما از پروردگار خود همانا او است آمرزنده مهربان‌///گفت: «در آینده‌ای دور از پروردگارم برای شما پوشش می‌خواهم. او، همانا (هم) او بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است.» quran_en_fa Then when they entered the presence of Joseph, he provided a home for his parents with himself, and said: "Enter ye Egypt (all) in safety if it please Allah." پس زمانی که بر یوسف وارد شدند، پدر و مادرش را کنار خود جای داد و گفت: همگی با خواست خدا [آسوده خاطر و] در کمال امنیت وارد مصر شوید.///پس زمانی که بر یوسف وارد شدند، پدر و مادرش را کنار خود جای داد و گفت: همگی با خواست خدا [آسوده خاطر و] در کمال امنیت وارد مصر شوید.///چون بر یوسف داخل شدند، پدر و مادر را به آغوش کشید و گفت: به مصر درآیید که اگر خدا بخواهد در امان خواهید بود.///پس چون بر یوسف وارد شدند، پدر و مادر خود را به آغوش کشید و گفت: وارد مصر شوید که به خواست خدا در امان خواهید بود///پس چون بر یوسف وارد شدند، پدر و مادر خود را در کنار خویش گرفت و گفت: «ان شاء الله، با [امن و] امان داخل مصر شوید.»///پس هنگامى که بر یوسف وارد شدند، پدر و مادرش را در کنار خویش جاى داد و گفت: «همگى وارد مصر شوید که به خواست خدا در امنیت خواهید بود.»///پس چون بر یوسف وارد شدند، یوسف پدر و مادر خود را در آغوش آورد و (از آنجا که به استقبالشان آمده بود) گفت: به شهر مصر در آیید که ان شاء الله ایمن خواهید بود.///و چون [همگان‌] بر یوسف وارد شدند، پدر و مادرش را در کنار گرفت و گفت به خواست خداوند با امن و امان وارد مصر شوید [و همین جا بمانید]///و هنگامی که بر یوسف وارد شدند، او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت، و گفت: «همگی داخل مصر شوید، که انشاء الله در امن و امان خواهید بود!»///و هنگامی که درآمدند بر یوسف کشید در بر خود پدر و مادرش را و گفت به مصر درآئید اگر خدا خواهد آسودگان‌///پس هنگامی که (برادران) بر یوسف وارد شدند، پدر و مادر خود را در کنار خویش جای داد و گفت: «ان‌شاءالله، با امن و امان داخل مصر شوید.» quran_en_fa And he raised his parents high on the throne (of dignity), and they fell down in prostration, (all) before him. He said: "O my father! this is the fulfilment of my vision of old! Allah hath made it come true! He was indeed good to me when He took me out of prison and brought you (all here) out of the desert, (even) after Satan had sown enmity between me and my brothers. Verily my Lord understandeth best the mysteries of all that He planneth to do, for verily He is full of knowledge and wisdom. و پدر و مادرش را بر تخت بالا برد و همه برای او به سجده افتادند و گفت: ای پدر! این تعبیر خواب پیشین من است که پروردگارم آن را تحقق داد، و یقینا به من احسان کرد که از زندان رهاییم بخشید، و شما را پس از آنکه شیطان میان من و برادرانم فتنه انداخت، از آن بیابان نزد من آورد، پروردگارم برای هر چه بخواهد با لطف برخورد می‌کند؛ زیرا او دانا و حکیم است.///و پدر و مادرش را بر تخت بالا برد و همه برای او به سجده افتادند و گفت: ای پدر! این تعبیر خواب پیشین من است که پروردگارم آن را تحقق داد، و یقینا به من احسان کرد که از زندان رهاییم بخشید، و شما را پس از آنکه شیطان میان من و برادرانم فتنه انداخت، از آن بیابان نزد من آورد، پروردگارم برای هر چه بخواهد با لطف برخورد می‌کند؛ زیرا او دانا و حکیم است.///پدر و مادر را بر تخت فرا برد و همه در برابر او به سجده درآمدند. گفت: اى پدر، این است تعبیر آن خواب من که اینک پروردگارم آن را تحقق بخشیده است. و چقدر به من نیکى کرده است آنگاه که مرا از زندان برهانید و پس از آنکه شیطان میان من و برادرانم فساد کرده بود، شما را از بادیه به اینجا آورد. پروردگار من به هر چه اراده کند دقیق است، که او دانا و حکیم است.///و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند و همه آنها در برابر او به سجده افتادند و یوسف گفت: اى پدر! این تعبیر خوابى است که قبلا دیده بودم و اینک پروردگارم آن را راست گردانید، و به من احسان نمود که مرا از زندان بیرون آورد و شما را از بادیه [کنعان به این جا]///و پدر و مادرش را به تخت برنشانید، و [همه آنان‌] پیش او به سجده درافتادند، و [یوسف‌] گفت: «اى پدر، این است تعبیر خواب پیشین من، به یقین، پروردگارم آن را راست گردانید و به من احسان کرد آنگاه که مرا از زندان خارج ساخت و شما را از بیابان [کنعان به مصر] باز آورد -پس از آنکه شیطان میان من و برادرانم را به هم زد- بى گمان، پروردگار من نسبت به آنچه بخواهد صاحب لطف است، زیرا که او داناى حکیم است.»///و پدر و مادرش را بر فراز تخت نشاند، و همگی به خاطر او به سجده افتادند. [یوسف] گفت: «اى پدر! این تعبیر خواب پیشین من است که پروردگارم آن را تحقق بخشید و به من احسان کرد، آن گاه که مرا از زندان بیرون آورد و شما را پس از آن که شیطان میان من و برادرانم را بر هم زد، از بیابان [کنعان به مصر] آورد. به راستى که پروردگارم در آنچه بخواهد، صاحب لطف است. و اوست داناى حکیم.///و پدر و مادر را بر تخت بنشاند و آنها همگی پیش او (به شکرانه دیدار او، خدا را) سجده کردند، و یوسف در آن حال گفت: ای پدر، این بود تعبیر خوابی که از این پیش دیدم، که خدای من آن خواب را واقع و محقق گردانید و درباره من احسان فراوان فرمود که مرا از تاریکی زندان نجات داد و شما را از بیابان دور به اینجا آورد پس از آنکه شیطان میان من و برادرانم فساد کرد، که خدای من لطف و کرمش به آنچه مشیتش تعلق گیرد شامل شود و هم او دانا و محکم کار است.///و پدر و مادرش را بر تخت برنشاند، و در پیشگاه او به سجده درافتادند، و گفت پدر جان این تعبیر خواب پیشین من است که پروردگارم آن را راست و درست گرداند، و با بیرون در آوردن من از زندان در حق من نیکی کرد و شما را پس از آنکه شیطان میانه من و برادرانم را بر هم زد، از بیابان [کنعان به اینجا] باز آورد، حقا که پروردگار من در آنچه بخواهد باریک بین است و همو دانای فرزانه است‌///و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند؛ و همگی بخاطر او به سجده افتادند؛ و گفت: «پدر! این تعبیر خوابی است که قبلا دیدم؛ پروردگارم آن را حق قرار داد! و او به من نیکی کرد هنگامی که مرا از زندان بیرون آورد، و شما را از آن بیابان (به اینجا) آورد بعد از آنکه شیطان، میان من و برادرانم فساد کرد. پروردگارم نسبت به آنچه می‌خواهد (و شایسته می‌داند،) صاحب لطف است؛ چرا که او دانا و حکیم است!///و برآورد پدر و مادر خویش را بر تخت و بیفتادند برایش سجده کنان و گفت ای پدر این است تعبیر خوابم از پیش که گردانیدش پروردگارم راست و همانا به من نکوئی کرد هنگامی که برونم آورد از زندان و بیاورد شما را از بیابان پس از آنکه آشوب کرد شیطان میان من و برادرانم همانا پروردگار من لطیف (بخشنده) است آنچه را خواهد همانا او است دانای حکیم‌///و پدر و مادرش را بر تخت به بالا (و بلندا) برد، و برای او (به شکرانه‌ی این نعمت برای خدا) به سجده در افتادند و گفت: «پدرم! (هم) این است تعبیر خواب پیشینم به‌راستی پروردگارم آن را راست و پای‌برجا گردانید، و بی‌گمان به من احسان کرد، چون مرا از زندان خارج ساخت و شما را از بیابان (کنعان به مصر) باز آورد، پس از آنکه شیطان میان من و برادرانم دخالتی افسادگر نمود. بی‌چون، پروردگارم نسبت به آنچه بخواهد دقیق و ریزه‌کار است. به‌راستی او بس دانای حکیم است.» quran_en_fa "O my Lord! Thou hast indeed bestowed on me some power, and taught me something of the interpretation of dreams and events,- O Thou Creator of the heavens and the earth! Thou art my Protector in this world and in the Hereafter. Take Thou my soul (at death) as one submitting to Thy will (as a Muslim), and unite me with the righteous." پروردگارا! تو بخشی از فرمانروایی را به من عطا کردی و برخی از تعبیر خواب‌ها را به من آموختی. ای پدید آورنده آسمان‌ها و زمین! تو در دنیا و آخرت سرپرست و یار منی در حالی که تسلیم [فرمان‌های تو] باشم جانم را بگیر، و به شایستگان ملحقم کن.///پروردگارا! تو بخشی از فرمانروایی را به من عطا کردی و برخی از تعبیر خواب‌ها را به من آموختی. ای پدید آورنده آسمان‌ها و زمین! تو در دنیا و آخرت سرپرست و یار منی در حالی که تسلیم [فرمان‌های تو] باشم جانم را بگیر، و به شایستگان ملحقم کن.///اى پروردگار من، مرا فرمانروایى دادى و مرا علم تعبیر خواب آموختى. اى آفریننده آسمانها و زمین، تو در دنیا و آخرت کارساز منى. مرا مسلمان بمیران و قرین شایستگان ساز.///پروردگارا! تو به من بهره‌اى از فرمانروایى دادى و راز تعبیر خواب‌ها به من آموختى. اى پدید آورنده‌ى آسمان‌ها و زمین! تو در دنیا و آخرت مولاى منى، مرا مسلمان بمیران و قرین شایستگان ساز/// «پروردگارا، تو به من دولت دادى و از تعبیر خوابها به من آموختى. اى پدیدآورنده آسمانها و زمین، تنها تو در دنیا و آخرت مولاى منى؛ مرا مسلمان بمیران و مرا به شایستگان ملحق فرما.»///پروردگارا! تو مرا [بهره‌اى] از فرمانروایى دادى و از [دانش] تعبیر خواب به من آموختى. [اى] پدیدآورنده‌ى آسمان‌ها و زمین! در دنیا و آخرت، تنها تو مولاى منى! مرا در حالى که تسلیم [امر تو] باشم، بمیران و مرا به شایستگان ملحق بفرما!»///بار الها، تو مرا از سلطنت (و عزت) بهره‌داری و از علم رؤیا و تعبیر خوابها بیاموختی، ای آفریننده زمین و آسمان، تویی ولی نعمت و محبوب من در دنیا و آخرت، مرا به تسلیم و رضای خود بمیران و به صالحانم بپیوند.///پروردگارا به من بهره‌ای از فرمانروایی بخشیدی و به من بهره‌ای از تعبیر خواب آموختی، ای پدید آورنده آسمانها و زمین، تو در دنیا و آخرت سرور منی، مرا مسلمان بمیران و به نیکان باز رسان‌///پروردگارا! بخشی (عظیم) از حکومت به من بخشیدی، و مرا از علم تعبیر خوابها آگاه ساختی! ای آفریننده آسمانها و زمین! تو ولی و سرپرست من در دنیا و آخرت هستی، مرا مسلمان بمیران؛ و به صالحان ملحق فرما!»///پروردگارا همانا دادیم از پادشاهی و آموختیم از تعبیر خوابها ای پدیدآرنده آسمانها و زمین توئی دوست من در دنیا و آخرت دریاب مرا مسلمان و پیوسته دار مرا با شایستگان‌///«پروردگارم! تو به‌راستی بخشی از پادشاهی را به من دادی. و برخی از تعبیر حوادث و خواب‌ها را به من آموختی. ای پدیدآورنده‌ی آسمان‌ها و زمین بر فطرت توحید! تنها تو در دنیا و آخرت مولای منی. مرا به حالت تسلیم بمیران، و مرا به شایستگان ملحق فرمای.» quran_en_fa Such is one of the stories of what happened unseen, which We reveal by inspiration unto thee; nor wast thou (present) with them then when they concerted their plans together in the process of weaving their plots. این از سرگذشت‌های پرفایده غیب است که به تو وحی می‌کنیم، و تو هنگامی که آنان در کارشان تصمیم گرفتند و [برای انجامش] نیرنگ می‌کردند، نزدشان نبودی.///این از سرگذشت‌های پرفایده غیب است که به تو وحی می‌کنیم، و تو هنگامی که آنان در کارشان تصمیم گرفتند و [برای انجامش] نیرنگ می‌کردند، نزدشان نبودی.///اینها خبرهاى غیب است که به تواش وحى مى‌کنیم. و آن هنگام که با یکدیگر گرد آمده بودند و مشورت مى‌کردند و حیلت مى‌ساختند، تو نزد آنها نبودى.///این از خبرهاى مهم غیب است که به تو وحى مى‌کنیم، و تو هنگامى که آنان در کار خویش همداستان شدند و حیله مى‌کردند نزدشان نبودى///این [ماجرا] از خبرهاى غیب است که به تو وحى مى‌کنیم، و تو هنگامى که آنان همداستان شدند و نیرنگ مى‌کردند نزدشان نبودى.///[اى پیامبر!] این [داستان] از خبرهاى بزرگ غیبى است که ما به تو وحى مى‌کنیم و تو هنگامى که [برادران یوسف] بر کار خود هم‌داستان شدند و نیرنگ مى‌کردند، نزدشان نبودى.///(ای رسول ما) این حکایت از اخبار غیب بود که بر تو به وحی می‌رسانیم و (گر نه) تو آنجا که برادران یوسف بر مکر و حیله تصمیم گرفتند حاضر نبودی.///این از اخبار غیبی است که بر تو وحی می‌کنیم، و تو [ای پیامبر] آنگاه که کارشان را هماهنگ و عزمشان را جزم کردند و نیرنگ پیشه کردند، نزد آنان نبودی‌///این از خبرهای غیب است که به تو وحی می‌فرستیم! تو (هرگز) نزد آنها نبودی هنگامی که تصمیم می‌گرفتند و نقشه می‌کشیدند!///این از داستانهای ناپیدا است که وحی فرستیم بسوی تو و نبودی نزد ایشان گاهی که گردآوردند کار خویش را حالی که نیرنگ می‌ساختند///این (ماجرا) از خبرهای مهم غیب است. آن را به تو وحی می‌کنیم و تو - چون آنان در کارشان هم‌داستان شدند در حالی که مکر می‌کردند -نزدشان نبودی. quran_en_fa Yet no faith will the greater part of mankind have, however ardently thou dost desire it. بیشتر مردم هر چند رغبت شدید [به ایمان آوردنشان] داشته باشی، ایمان نمی‌آورند.///بیشتر مردم هر چند رغبت شدید [به ایمان آوردنشان] داشته باشی، ایمان نمی‌آورند.///هر چند تو به ایمانشان حریص باشى، بیشتر مردم ایمان نمى‌آورند.///و بیشتر مردم، هر چند که تو اصرار داشته باشى، مؤمن نخواهند شد///و بیشتر مردم -هر چند آرزومند باشى- ایمان‌آورنده نیستند.///[اى پیامبر!] بیشتر مردم ایمان نمى‌آورند، هر چند [سخت بکوشى و] بسیار آرزو داشته باشى.///و تو هر چند جهد و ترغیب در ایمان مردم کنی باز اکثر آنان ایمان نخواهند آورد (دل پاکت را زیاد رنجه مدار).///و بیشترینه مردم، ولو تو سخت بکوشی و بخواهی، مؤمن نمی‌شوند///و بیشتر مردم، هر چند اصرار داشته باشی، ایمان نمی‌آورند!///و نیستند بیشتر مردم و هر چند آرزومند باشی باورکنندگان‌///و بیشتر مردمان - هر چند (برای ایمان آوردنشان) حرص ورزی - (از) ایمان‌آورندگان نیستند. quran_en_fa And no reward dost thou ask of them for this: it is no less than a message for all creatures. و در حالی که هیچ پاداشی [در برابر ابلاغ قرآن] از آنان نمی‌خواهی، این [قرآن] جز پندی برای جهانیان نیست.///و در حالی که هیچ پاداشی [در برابر ابلاغ قرآن] از آنان نمی‌خواهی، این [قرآن] جز پندی برای جهانیان نیست.///و تو در مقابل پیامبریت از آنها مزدى نمى‌طلبى و این کتاب جز اندرزى براى مردم جهان نیست.///و تو بر این کار پاداشى از آنها نمى‌خواهى. این [قرآن‌] جز پندى براى جهانیان نیست///و تو بر این [کار] پاداشى از آنان نمى‌خواهى. آن [قرآن‌] جز پندى براى جهانیان نیست.///و تو بر این [کار] هیچ پاداشى از آنان نمى‌خواهى. این [قرآن] جز پند و تذکری براى جهانیان نیست.///و تو از امت خود اجر رسالت نمی‌خواهی، این کتاب غرضی جز آنکه اهل عالم را متذکر و بیدار سازد ندارد.///و تو از ایشان برای آن [رسالت‌] مزدی نمی‌طلبی، آن نیست مگر پندآموزی برای جهانیان‌///و تو (هرگز) از آنها پاداشی نمی‌طلبی؛ آن نیست مگر تذکری برای جهانیان!///و نپرسشان بر آن مزدی نیست آن مگر یادآوریی برای جهانیان‌///و تو بر این (کار) پاداشی از آنان نخواهی. این (قرآن و پیامبران) جز یادواره‌ای برای جهانیان نیست. quran_en_fa And how many Signs in the heavens and the earth do they pass by? Yet they turn (their faces) away from them! و [برای هدایت مردم] در آسمان‌ها و زمین چه بسیار نشانه هاست که [در غفلت و بی خبری] بر آنها می‌گذرند در حالی که از آنها روی می‌گردانند.///و [برای هدایت مردم] در آسمان‌ها و زمین چه بسیار نشانه هاست که [در غفلت و بی خبری] بر آنها می‌گذرند در حالی که از آنها روی می‌گردانند.///چه بسیار نشانه‌هایى در آسمانها و زمین است که بر آن مى‌گذرند و از آن رخ برمى‌تابند.///و چه بسیار نشانه‌ها در آسمان‌ها و زمین است که بر آنها مى‌گذرند در حالى که از آنها رویگردانند [و توجه نمى‌کنند]///و چه بسیار نشانه‌ها در آسمانها و زمین است که بر آنها مى‌گذرند در حالى که از آنها روى برمى‌گردانند.///و چه بسیار نشانه در آسمان‌ها و زمین، که [مردم] بر آن مى‌گذرند، در حالى که از آن [غافل و] روى‌گردانند.///و (این مردم بی‌خرد) چه بسیار بر آیات و نشانه‌ها (ی قدرت حق) در آسمانها و زمین می‌گذرند و از آن روی می‌گردانند.///و چه بسیار نشانه [و مایه عبرت‌] در آسمانها و زمین هست که بر آن می‌گذرند و هم آنان از آنها رویگردانند///و چه بسیار نشانه‌ای (از خدا) در آسمانها و زمین که آنها از کنارش می‌گذرند، و از آن رویگردانند!///بسا نشانهائی در آسمان و زمین که می‌گذرند بر آنها و ایشانند از آن روی‌گردانان‌///و چه بسیار از نشانه‌هایی در آسمان‌ها و زمین است که بر آنها می‌گذرند، در حالی که از آنها رویگردانند. quran_en_fa And most of them believe not in Allah without associating (other as partners) with Him! و بیشترشان به خدا ایمان نمی‌آورند مگر آنکه [برای او] شریک قرار می‌دهند.///و بیشترشان به خدا ایمان نمی‌آورند مگر آنکه [برای او] شریک قرار می‌دهند.///و بیشترشان به خدا ایمان نیاورند بلکه همچنان مشرکند.///و بیشترشان به خدا ایمان نمى‌آورند جز این که همچنان مشرکند///و بیشترشان به خدا ایمان نمى‌آورند جز اینکه [با او چیزى را] شریک مى‌گیرند.///و بیشترشان به خدا ایمان نمى‌آورند، مگر آن که [برای او] شریک مى‌گیرند [و ایمان خود را با شرک آلوده مى‌کنند].///و اکثر خلق به خدا ایمان نمی‌آورند مگر آنکه مشرک باشند (و جز خدا امور دیگر را نیز مؤثر در انتظام عالم دانند).///و بیشترینه ایشان [ظاهرا] به خداوند ایمان نمی‌آورند مگر آنکه [باطنا، به نوعی‌] مشرکند///و بیشتر آنها که مدعی ایمان به خدا هستند، مشرکند!///و ایمان نیارند بیشتر ایشان به خدا مگر آنکه ایشانند شرک‌ورزندگان‌///و بیشترشان به خدا ایمان نمی‌آورند مگر آنکه هم‌چنان مشرکانند. quran_en_fa Do they then feel secure from the coming against them of the covering veil of the wrath of Allah,- or of the coming against them of the (final) Hour all of a sudden while they perceive not? آیا ایمنند از اینکه فراگیرنده‌ای از عذاب خدا بیایدشان، یا ناگاه قیامت در حالی که نمی‌فهمند بر آنان فرا رسد؟///آیا ایمنند از اینکه فراگیرنده‌ای از عذاب خدا بیایدشان، یا ناگاه قیامت در حالی که نمی‌فهمند بر آنان فرا رسد؟///آیا پندارند که ایمنى یافته‌اند از اینکه عقوبتى عام از عذاب خدا آنها را فروگیرد یا قیامت به ناگاه فرا رسد، بى‌آنکه خبردار شوند؟///آیا ایمن از آنند که عذاب فراگیر خدا به ایشان رسد، یا قیامت ناگهان آنها را در حال بى‌خبرى دریابد///آیا ایمنند از اینکه عذاب فراگیر خدا به آنان دررسد، یا قیامت -در حالى که بى‌خبرند- بناگاه آنان را فرا رسد؟///آیا [کافران] از این که عذاب الهى آنها را دربرگیرد و یا قیامت در حالى که بى‌خبرند، ناگهان فرارسد، در امانند؟///آیا (مردم کافر) ایمن از آنند که عذابی از (قهر) خدا بر آنها احاطه کند یا آنکه ساعت مرگ و قیامتشان ناگهان فرا رسد که در آن حال غافل باشند؟///آیا ایمن‌اند از اینکه عذاب فراگیری از سوی خداوند بر آنان فرود آید، یا قیامت ناگهان برایشان فرارسد و آنان ناآگاه باشند///آیا ایمن از آنند که عذاب فراگیری از سوی خدا به سراغ آنان بیاید، یا ساعت رستاخیز ناگهان فرارسد، در حالی که متوجه نیستند؟!///پس آیا ایمن شدند که بیایدشان فراگیرنده‌ای از شکنجه خدا یا بیایدشان ساعت ناگهان حالی که درنیابند ایشان‌///پس آیا از اینکه عذابی فراگیر از خدا آنان را در رسد در امانند؟ یا (از) ساعت [: قیامت] - درحالی که بی‌خبرند - ناگهان آنان را فرا رسد (ایمنند)؟ quran_en_fa Say thou: "This is my way: I do invite unto Allah,- on evidence clear as the seeing with one's eyes,- I and whoever follows me. Glory to Allah! and never will I join gods with Allah!" بگو: این طریقه و راه من است که من و هر کس پیرو من است بر پایه بصیرت و بینایی به سوی خدا دعوت می‌کنیم، و خدا از هر عیب و نقصی منزه است و من از مشرکان نیستم.///بگو: این طریقه و راه من است که من و هر کس پیرو من است بر پایه بصیرت و بینایی به سوی خدا دعوت می‌کنیم، و خدا از هر عیب و نقصی منزه است و من از مشرکان نیستم.///بگو: این راه من است. من و پیروانم، همگان را در عین بصیرت به سوى خدا مى‌خوانیم. منزه است خدا و من از مشرکان نیستم.///بگو: این راه من است. من و پیروانم از روى بصیرت [مردم را] به سوى خدا دعوت مى‌کنیم، و خدا پاک و منزه است و من از مشرکان نیستم///بگو: «این است راه من، که من و هر کس (پیروى‌ام) کرد با بینایى به سوى خدا دعوت مى‌کنیم، و منزه است خدا، و من از مشرکان نیستم.»///[اى پیامبر!] بگو: «این راه من است. من و پیروانم [مردم را] با بصیرت و روشن‌بینی، به سوى خدا دعوت مى‌کنیم. منزه است خدا [از هر شریک و همتا]! و من برای او شریکی قائل نیستم.»///بگو: طریقه من و پیروانم همین است که خلق را به خدا با بینایی و بصیرت دعوت کنیم، و خدا را از شرک و شریک منزه دانم و هرگز به خدای یکتا شرک نیاورم.///بگو این راه و رسم من است که به سوی خداوند دعوت می‌کنم، که من و هرکس که پیرو من باشد، برخوردار از بصیرتیم، و منزه است خداوند، و من از مشرکان [نبوده و] نیستم‌///بگو: «این راه من است من و پیروانم، و با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنیم! منزه است خدا! و من از مشرکان نیستم!»///بگو اینک راه من می‌خوانم بسوی خدا بر بینائی من و هر که پیرویم کند و منزه است خدا و نیستم من از شرک‌ورزان‌///بگو: «این راه (راهوار) من است و هر کس را (که‌) پیروی‌ام کرد از روی بصیرتی (شایسته) به راه خدا دعوت می‌کنم. و منزه است خدا. و من از مشرکان نیستم.» quran_en_fa Nor did We send before thee (as messengers) any but men, whom we did inspire,- (men) living in human habitations. Do they not travel through the earth, and see what was the end of those before them? But the home of the hereafter is best, for those who do right. Will ye not then understand? و پیش از تو [بخاطر هدایت مردم] جز مردانی از اهل آبادی‌ها را که به آنان وحی می‌نمودیم نفرستادیم. آیا [مخالفان حق] به گردش و سفر در زمین نرفتند تا با تأمل بنگرند که عاقبت کسانی که پیش از آنان بودند [و از روی کبر و عناد به مخالفت با حق برخاستند] چگونه بود؟ و مسلما سرای آخرت برای کسانی که پرهیزکاری کردند، بهتر است؛ آیا نمی‌اندیشید؟///و پیش از تو [بخاطر هدایت مردم] جز مردانی از اهل آبادی‌ها را که به آنان وحی می‌نمودیم نفرستادیم. آیا [مخالفان حق] به گردش و سفر در زمین نرفتند تا با تأمل بنگرند که عاقبت کسانی که پیش از آنان بودند [و از روی کبر و عناد به مخالفت با حق برخاستند] چگونه بود؟ و مسلما سرای آخرت برای کسانی که پرهیزکاری کردند، بهتر است؛ آیا نمی‌اندیشید؟///و ما پیش از تو به رسالت نفرستادیم مگر مردانى را از مردم قریه‌ها که به آنها وحى مى‌کردیم. آیا در روى زمین نمى‌گردند تا بنگرند که پایان کار پیشینیانشان چه بوده است؟ و سراى آخرت پرهیزگاران را بهتر است، چرا نمى‌اندیشید؟///و پیش از تو [نیز] نفرستادیم جز مردانى از اهل شهرها را که به آنان وحى مى‌کردیم. آیا در زمین گردش نکردند تا عاقبت کار کسانى را که پیش‌تر بوده‌اند بنگرند؟ و قطعا سراى آخرت براى پارسایان بهتر است. آیا نمى‌اندیشید///و پیش از تو [نیز] جز مردانى از اهل شهرها را -که به آنان وحى مى‌کردیم- نفرستادیم. آیا در زمین نگردیده‌اند تا فرجام کسانى را که پیش از آنان بوده‌اند بنگرند؟ و قطعا سراى آخرت براى کسانى که پرهیزگارى کرده‌اند بهتر است. آیا نمى‌اندیشید؟///و ما پیش از تو نیز، مردانى از اهالی شهرها و روستاها را [به پیامبرى] فرستادیم، و به آنها وحى مى‌کردیم. آیا [مخالفان حق‌] در زمین نمی‌گردند تا ببینند سرانجام کسانى که پیش از آنان بوده‌اند، چگونه شد؟ و قطعا سراى آخرت براى کسانى که تقوا پیشه کرده‌اند، بهتر است. آیا نمى‌اندیشید؟///و ما هیچ کس را پیش از تو به رسالت نفرستادیم جز آنکه رسولان همه (مانند تو) مردانی بودند از اهل شهرهای دنیا که به وحی ما مؤید شدند، (اینان که به انکار رسول به راه کفر و باطل می‌روند) آیا در روی زمین سیر نکرده‌اند تا عاقبت حال پیشینیانشان را (که چگونه هلاک شدند) بنگرند؟ و محققا سرای آخرت برای اهل تقوا (از حیات دنیا) بسیار نیکوتر است، آیا تعقل نمی‌کنید؟!///و ما پیش از تو جز مردانی از اهل [همین‌] شهرها [به رسالت‌] نفرستاده‌ایم که به آنان وحی می‌کردیم، آیا در زمین سیر و سفر نمی‌کنند که بنگرند سرانجام پیشینیان آنان چه بوده است، و سرای آخرت برای پرواپیشگان بهتر است، آیا نمی‌اندیشید؟///و ما نفرستادیم پیش از تو، جز مردانی از اهل آبادیها که به آنها وحی می‌کردیم! آیا (مخالفان دعوت تو،) در زمین سیر نکردند تا ببینند عاقبت کسانی که پیش از آنها بودند چه شد؟! و سرای آخرت برای پرهیزکاران بهتر است! آیا فکر نمی‌کنید؟!///و نفرستادیم پیش از تو جز مردانی که وحی فرستادیم بسوی آنان از اهل شهرها پس آیا نمی‌گردند در زمین تا بنگرند چگونه بود فرجام آنان که پیش از ایشان بودند و همانا خانه آخرت بهتر است برای آنان که پرهیز کنند آیا بخرد نمی‌یابید///و پیش از تو (نیز) بجز مردانی از اهل مجتمع‌ها - که به آنان وحی می‌کردیم - (برای مکلفان) نفرستادیم. آیا پس (از این وحی) در زمین نگردیدند تا فرجام کسانی را که پیش از آنان بوده‌اند بنگرند؟ و به درستی سرای آخرت -برای کسانی که پرهیزگاری کرده‌اند- بهتر است. پس آیا خردورزی نمی‌کنید؟ quran_en_fa (Respite will be granted) until, when the messengers give up hope (of their people) and (come to) think that they were treated as liars, there reaches them Our help, and those whom We will are delivered into safety. But never will be warded off our punishment from those who are in sin. [پیامبران، مردم را به خدا خواندند و مردم هم حق را منکر شدند] تا زمانی که پیامبران [از ایمان آوردن اکثر مردم] مأیوس شدند و گمان کردند که به آنان [از سوی مردم در وعده یاری و حمایت] دروغ گفته شده است. [ناگهان] یاری ما به پیامبران رسید؛ پس کسانی را که خواستیم رهایی یافتند و عذاب ما از گروه مجرمان برگردانده نمی‌شود.///[پیامبران، مردم را به خدا خواندند و مردم هم حق را منکر شدند] تا زمانی که پیامبران [از ایمان آوردن اکثر مردم] مأیوس شدند و گمان کردند که به آنان [از سوی مردم در وعده یاری و حمایت] دروغ گفته شده است. [ناگهان] یاری ما به پیامبران رسید؛ پس کسانی را که خواستیم رهایی یافتند و عذاب ما از گروه مجرمان برگردانده نمی‌شود.///چون پیامبران نومید شدند و چنان دانستند که آنها را تکذیب مى‌کنند، یاریشان کردیم و هر که را که خواستیم نجات دادیم و عذاب ما از مردم گنهکار بازگردانیده نشود.///تا آن جا که فرستادگان [از ایمان کافران‌] نومید شدند و [مردم‌] پنداشتند که به آنها دروغ گفته شده، در این هنگام یارى ما به آنها رسید. پس هر که را خواسته بودیم نجات یافت، و عذاب ما از قوم گنهکار برگشت ندارد///تا هنگامى که فرستادگان [ما] نومید شدند و [مردم‌] پنداشتند که به آنان واقعا دروغ گفته شده، یارى ما به آنان رسید. پس کسانى را که مى‌خواستیم، نجات یافتند، و [لى‌] عذاب ما از گروه مجرمان برگشت ندارد.///[کافران، آن قدر بر انکار پیامبران پافشاری کردند‌] تا آنجا که پیامبران [از هدایت مردم] نومید شدند و [گروهى از مردم‌] پنداشتند که [به آنان] دروغ گفته شده است. در چنین حالى، یارى ما به آنان رسید، پس کسانى که خواستیم، نجات یافتند، و عذاب ما از گناهکاران بازگردانده نمى‌شود.///(مردم با انبیاء چندان ضدیت کردند) تا آنجا که رسولان مأیوس شده و گمان کردند که وعده نصرت خدا خلاف خواهد شد (یا گمان کردند که دیگر هیچ کس تصدیق آنها نخواهد کرد) در آن حال یاری ما بدیشان فرا رسید تا هر که ما خواستیم نجات داده شد، و نیز قهر و انتقام ما از بدکاران عالم باز گردانده نخواهد شد.///تا آنجا که چون پیامبران نومید شدند و [پیروان‌] پنداشتند که به دروغ وعده داده شده‌اند، آنگاه بود که نصرت ما به آنان در رسید و هرکس که خواسته بودیم نجات یافت، و عذاب ما از قوم گناهکار برنمی‌گردد///(پیامبران به دعوت خود، و دشمنان آنها به مخالفت خود همچنان ادامه دادند) تا آنگاه که رسولان مأیوس شدند، و (مردم) گمان کردند که به آنان دروغ گفته شده است؛ در این هنگام، یاری ما به سراغ آنها آمد؛ آنان را که خواستیم نجات یافتند؛ و مجازات و عذاب ما از قوم گنهکار بازگردانده نمی‌شود!///تا هنگامی که نومید شدند فرستادگان و پنداشتند که دروغ گفته شدند بیامدشان یاری ما پس نجات دهیم هرکه را خواهیم و برنگردد خشم ما از گروه گنهکاران‌///تا هنگامی که فرستادگان (ما از ایمان کافران) نومید شدند و پنداشتند که به آنان (از جانب مردمان) بی‌گمان دروغ گفته شده، یاریمان آنان را در رسید. پس کسانی را که می‌خواستیم، نجات یافتند. و برخورد شدیدمان از گروه مجرمان برگشت ندارد. quran_en_fa There is, in their stories, instruction for men endued with understanding. It is not a tale invented, but a confirmation of what went before it,- a detailed exposition of all things, and a guide and a mercy to any such as believe. به راستی در سرگذشت آنان عبرتی برای خردمندان است. [قرآن] سخنی نیست که به دروغ بافته شده باشد، بلکه تصدیق کننده کتاب‌های آسمانی پیش از خود است و بیان‌گر هر چیز است و برای مردمی که ایمان دارند، سراسر هدایت و رحمت است.///به راستی در سرگذشت آنان عبرتی برای خردمندان است. [قرآن] سخنی نیست که به دروغ بافته شده باشد، بلکه تصدیق کننده کتاب‌های آسمانی پیش از خود است و بیان‌گر هر چیز است و برای مردمی که ایمان دارند، سراسر هدایت و رحمت است.///در داستانهایشان خردمندان را عبرتى است. این داستانى برساخته نیست، بلکه تصدیق سخن پیشینیان و تفصیل هر چیزى است و براى آنها که ایمان آورده‌اند هدایت است و رحمت.///البته در سرگذشت آنها براى خردمندان درس عبرتى است. این [قرآن‌] سخنى نیست که ساخته شده باشد، بلکه تصدیق کننده‌ى آن [کتابى‌] است که پیش روى آن است، و شرح و بیان هر چیز است، و هدایت و رحمتى است براى مردمى که ایمان مى‌آورند///به راستى در سرگذشت آنان، براى خردمندان عبرتى است. سخنى نیست که به دروغ ساخته شده باشد، بلکه تصدیق آنچه [از کتابهایى‌] است که پیش از آن بوده و روشنگر هر چیز است و براى مردمى که ایمان مى‌آورند رهنمود و رحمتى است.///به راستى در سرگذشت آنان، عبرتى براى خردمندان است. این [قرآن،] سخنی ساختگی نیست، بلکه [کتاب­های آسمانى] پیش از خود را راست مى‌شمرد و روشنگرهر چیز و [مایه‌ی] هدایت و رحمت براى اهل ایمان است.///همانا در حکایت آنان برای صاحبان عقل عبرت کامل خواهد بود. این قرآن نه سخنی است که فرا توان بافت لیکن کتب آسمانی پیش از خود را هم تصدیق کرده و هر چیزی را (که راجع به سعادت دنیا و آخرت خلق است) مفصل بیان می‌کند و برای اهل ایمان هدایت و (سعادت و) رحمت خواهد بود.///به راستی که در بیان داستان ایشان مایه عبرتی برای خردمندان هست [و این قرآن‌] سخنی برساخته نیست، بلکه همخوان با کتابی است که پیشاپیش آن است و روشنگر همه چیز است و رهنمود و رحمتی برای اهل ایمان است‌///در سرگذشت آنها درس عبرتی برای صاحبان اندیشه بود! اینها داستان دروغین نبود؛ بلکه (وحی آسمانی است، و) هماهنگ است با آنچه پیش روی او (از کتب آسمانی پیشین) قرار دارد؛ و شرح هر چیزی (که پایه سعادت انسان است)؛ و هدایت و رحمتی است برای گروهی که ایمان می‌آورند!///همانا بوده است در داستانهای ایشان عبرتی برای خردمندان نیست داستانی دروغ پرداخته و لیکن گواهی آنچه پیش روی او است و تفصیل همه چیز و هدایت و رحمتی برای گروه ایمان‌آورندگان‌///بی‌گمان در سرگذشت آنان، برای خردمندان همواره عبرتی بوده است. این سخنی نبوده که به دروغ ساخته شده باشد، بلکه تصدیق‌کننده‌ی آنچه از کتاب‌هایی بوده که در برابرش بوده (و پیش از آن گذشته) و جداسازی همه چیز است و گروهی را که ایمان می‌آورند رهنمودی و رحمتی (بزرگ) است. quran_en_fa A. L. M. R. These are the signs (or verses) of the Book: that which hath been revealed unto thee from thy Lord is the Truth; but most men believe not. المر این آیات [با عظمت] کتاب [الهی] است، و آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده، سراسر حق و راستی است [چنان حقی که هیچ باطلی در آن راه ندارد] ولی بیشتر مردم [به سبب عناد و لجاجت] ایمان نمی‌آورند.///المر این آیات [با عظمت] کتاب [الهی] است، و آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده، سراسر حق و راستی است [چنان حقی که هیچ باطلی در آن راه ندارد] ولی بیشتر مردم [به سبب عناد و لجاجت] ایمان نمی‌آورند.///الف، لام، میم، را. اینها آیات این کتاب است و آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده است حق است ولى بیشتر مردم ایمان نمى‌آورند.///الف، لام، میم، را. این آیات کتاب [خدا] است، و آنچه از پروردگارت به سوى تو نازل شده حق است، ولى بیشتر مردم ایمان نمى‌آورند///الف، لام، میم، راء. این است آیات کتاب، و آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، حق است، ولى بیشتر مردم نمى‌گروند.///الف، لام، میم، را. آن آیات کتاب [آسمانى] است و آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو فرود آمده، حق است؛ ولى بیشتر مردم ایمان نمى‌آورند.///المر (رمزی بین خدا و رسول است) این است آیات کتاب خدا و قرآنی که به حق و راستی بر تو از جانب پروردگارت نازل گردید و لیکن اکثر مردمان به آن ایمان نمی‌آورند.///المر الف لام میم راء این آیات کتاب آسمانی است، و آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده است، راست و درست است، ولی بیشترینه مردم نمی‌گروند///المر، اینها آیات کتاب (آسمانی) است؛ و آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، حق است؛ ولی بیشتر مردم ایمان نمی‌آورند!///این است آیتهای کتاب و آنچه فرستاده شد بسوی تو از پروردگار تو حق است و لیکن بیشتر مردم باور ندارند///المر این‌هاست آیات کتاب [: قرآن]، و آنچه از جانب پروردگارت سوی تو نازل شده، تمامی حق است ولی بیشتر مردمان ایمان نمی‌آورند. quran_en_fa Allah is He Who raised the heavens without any pillars that ye can see; is firmly established on the throne (of authority); He has subjected the sun and the moon (to his Law)! Each one runs (its course) for a term appointed. He doth regulate all affairs, explaining the signs in detail, that ye may believe with certainty in the meeting with your Lord. خداست که آسمان‌ها را بدون پایه هایی که آنها را ببینید، برافراشت، آن گاه بر تخت فرمانروایی [و حکومت بر آفرینش] چیره و مسلط شد، و خورشید و ماه را رام و مسخر ساخت، که هر کدام تا زمان معینی روانند، کار [جهان و جهانیان] را تدبیر می‌کند، نشانه‌ها [ی قدرت و حکمتش] را [در پهنه آفرینش] به روشنی بیان می‌کند تا شما به دیدار [قیامت و محاسبه شدن اعمال به وسیله] پروردگارتان یقین کنید.///خداست که آسمان‌ها را بدون پایه هایی که آنها را ببینید، برافراشت، آن گاه بر تخت فرمانروایی [و حکومت بر آفرینش] چیره و مسلط شد، و خورشید و ماه را رام و مسخر ساخت، که هر کدام تا زمان معینی روانند، کار [جهان و جهانیان] را تدبیر می‌کند، نشانه‌ها [ی قدرت و حکمتش] را [در پهنه آفرینش] به روشنی بیان می‌کند تا شما به دیدار [قیامت و محاسبه شدن اعمال به وسیله] پروردگارتان یقین کنید.///الله، همان خداوندى است که آسمانها را بى‌هیچ ستونى که آن را ببینید برافراشت. سپس به عرش پرداخت و آفتاب و ماه را که هر یک تا زمانى معین در سیرند رام کرد. کارها را مى‌گرداند و آیات را بیان مى‌کند، باشد که به دیدار پروردگارتان یقین کنید.///خداوند کسى است که آسمان‌ها را بدون ستون‌هایى که ببینید برافراشت. آن‌گاه به عرش پرداخت و خورشید و ماه را مسخر کرد. هر یک براى مدتى معین روانند. [خداوند] کارها را تدبیر مى‌کند و آیات خود را شرح مى‌دهد، امید که به لقاى پروردگارتان یقین کنید///خدا [همان‌] کسى است که آسمانها را بدون ستونهایى که آنها را ببینید برافراشت، آنگاه بر عرش استیلا یافت و خورشید و ماه را رام گردانید؛ هر کدام براى مدتى معین به سیر خود ادامه مى‌دهند. [خداوند] در کار [آفرینش‌] تدبیر مى‌کند، و آیات [خود] را به روشنى بیان مى‌نماید، امید که شما به لقاى پروردگارتان یقین حاصل کنید.///خداست آن که آسمان‌ها را بدون ستون‌هایى که آن را ببینید، برافراشت، سپس بر عرش [که مقام فرمانروایى خداوند بر کل آفرینش است، ‌] برآمد. و خورشید و ماه را که هر کدام تا زمان معینى حرکت دارند، تسخیر نمود. او کار [هستى] را تدبیر مى‌کند، آیات خود را به روشنى بیان مى‌کند تا شاید به لقاى پروردگارتان یقین کنید.///خداست آن ذات پاکی که آسمانها را چنان که می‌نگرید بی‌ستون برافراشت آن‌گاه بر عرش (قدرت بر وجود کل) قرار گرفت و خورشید و ماه را مسخر اراده خود ساخت که هر کدام در وقت خاص به گردش آیند، امر عالم را منظم می‌سازد و آیات (قدرت) را با دلایلی مفصل بیان می‌دارد، باشد که شما به ملاقات پروردگار خود یقین کنید.///خداوند کسی است که آسمانها را بدون ستونهایی که آنها را ببینید برافراشت، سپس بر عرش استیلاء یافت، و خورشید و ماه را رام کرد که هر یک تا زمانی معین، سیر می‌کند [همو] کار [و بار جهان‌] را تدبیر می‌کند و آیات [خویش‌] را روشن بیان می‌دارد، باشد که شما به لقای پروردگارتان یقین پیدا کنید///خدا همان کسی است که آسمانها را، بدون ستونهایی که برای شما دیدنی باشد، برافراشت، سپس بر عرش استیلا یافت (و زمام تدبیر جهان را در کف قدرت گرفت)؛ و خورشید و ماه را مسخر ساخت، که هر کدام تا زمان معینی حرکت دارند! کارها را او تدبیر می‌کند؛ آیات را (برای شما) تشریح می‌نماید؛ شاید به لقای پروردگارتان یقین پیدا کنید!///خدا است آنکه بیافراشت آسمانها را بی‌ستونی که بینیدش سپس استوار شد بر عرش و رام کرد مهر و ماه را هر کدام روانند تا سرآمدی نامبرده می‌پردازد کار را تفصیل دهد آیتها را شاید شما به ملاقات پروردگار خویش یقین آرید///خدا کسی است که آسمان‌ها را بدون ستون‌هایی که آنها را ببینید برافراشت. سپس بر عرش (تدبیر) چیره شد و خورشید و ماه را رام (و راهوار) گردانید. هر کدام برای مدتی به سیر خود روانند، حال آنکه (خدا) امر [: کار، فرمان و هر چیز آفریدگان] را تدبیر می‌کند. و آیات (خود) را به روشنی جداسازی و بیان می‌نماید، شاید شما به لقای پروردگارتان یقین آورید. quran_en_fa And it is He who spread out the earth, and set thereon mountains standing firm and (flowing) rivers: and fruit of every kind He made in pairs, two and two: He draweth the night as a veil o'er the Day. Behold, verily in these things there are signs for those who consider! و اوست که زمین را گسترانید، و در آن کوه هایی استوار و نهرهایی پدید آورد و در آن از همه محصولات و میوه‌ها جفت دوتایی [که نر و ماده است] قرار داد، شب را به روز می‌پوشاند، [تا ادامه حیات برای همه نباتات و موجودات زنده ممکن باشد]؛ یقینا در این امور برای مردمی که می‌اندیشند نشانه هایی [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] ست.///و اوست که زمین را گسترانید، و در آن کوه هایی استوار و نهرهایی پدید آورد و در آن از همه محصولات و میوه‌ها جفت دوتایی [که نر و ماده است] قرار داد، شب را به روز می‌پوشاند، [تا ادامه حیات برای همه نباتات و موجودات زنده ممکن باشد]؛ یقینا در این امور برای مردمی که می‌اندیشند نشانه هایی [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] ست.///اوست که زمین را بگسترد، و در آن کوه‌ها و رودها قرار داد و از هر میوه جفت جفت پدید آورد و شب را در روز مى‌پوشاند. در اینها عبرتهاست براى مردمى که مى‌اندیشند.///و اوست که زمین را بگسترد و در آن کوه‌هاى استوار و رودها پدید آورد، و در آن از هر گونه میوه‌اى جفت جفت آفرید. شب را بر روز مى‌پوشاند. قطعا در اینها آیاتى است براى مردمى که تفکر کنند///و اوست کسى که زمین را گسترانید و در آن، کوهها و رودها نهاد، و از هر گونه میوه‌اى در آن، جفت جفت قرار داد. روز را به شب مى‌پوشاند. قطعا در این [امور] براى مردمى که تفکر مى‌کنند نشانه‌هایى وجود دارد.///و اوست خدایى که زمین را گسترانید و در آن کوه‌ها و نهرها قرار داد و از هر میوه‌اى، دو جفت در آن قرار داد. او روز را با شب مى‌پوشاند. قطعا در این [امور] براى کسانى که فکر مى‌کنند، نشانه‌هایى است.///و اوست خدایی که بساط زمین را بگسترد و در آن کوهها برافراشت و نهرها جاری ساخت و از هرگونه میوه یک جفت پدید آورد، شب تار را به روز روشن بپوشاند، همانا در این امور متفکران را دلایلی روشن (بر قدرت آفریدگار) است.///و او کسی است که زمین را گسترد و در آن کوهها و رودهایی پدید آورد، و در آن از هربار و بری زوجی دوگانه آفرید، شب را به روز [و روز را به شب‌] می‌پوشاند، بی‌گمان در این برای اندیشه‌وران مایه‌های عبرت است‌///و او کسی است که زمین را گسترد؛ و در آن کوه‌ها و نهرهایی قرار داد؛ و در آن از تمام میوه‌ها دو جفت آفرید؛ (پرده سیاه) شب را بر روز می‌پوشاند؛ در اینها آیاتی است برای گروهی که تفکر می‌کنند!///و او است آنکه گسترانید زمین را و نهاد در آن لنگرها و جویهائی و از همه میوه‌ها نهاد در آن دو جفت می‌پوشاند شب را به روز همانا در این است آیتهائی برای گروهی که اندیشه کنند///و اوست کسی که زمین را گسترانید و در آن کوه‌های بلند فرو رفته در زمین (و) سر در آسمان و رودهایی نهاد و از هر گونه میوه‌ای در آن نر و ماده قرار داد، حال آنکه روز را به شب می‌پوشاند. به‌راستی در این (امور) برای مردمی که تفکر می‌کنند نشانه‌هایی است. quran_en_fa And in the earth are tracts (diverse though) neighbouring, and gardens of vines and fields sown with corn, and palm trees - growing out of single roots or otherwise: watered with the same water, yet some of them We make more excellent than others to eat. Behold, verily in these things there are signs for those who understand! در زمین قطعه هایی مختلف و گوناگون، و باغ هایی از انگور و کشتزار و درختان خرمایی است که بر یک ریشه و غیر یک ریشه [می رویند]. ما برخی از آنان را در میوه و محصول با آنکه از یک آب سیراب می‌شوند بر برخی دیگر برتری می‌دهیم. بی تردید در این امور برای مردمی که تعقل می‌کنند، نشانه هایی [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] ست.///در زمین قطعه هایی مختلف و گوناگون، و باغ هایی از انگور و کشتزار و درختان خرمایی است که بر یک ریشه و غیر یک ریشه [می رویند]. ما برخی از آنان را در میوه و محصول با آنکه از یک آب سیراب می‌شوند بر برخی دیگر برتری می‌دهیم. بی تردید در این امور برای مردمی که تعقل می‌کنند، نشانه هایی [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] ست.///و بر روى زمین قطعه‌هایى است در کنار یکدیگر و باغهاى انگور و کشتزارها و نخلهایى که دو تنه از یک ریشه رسته است یا یک تنه از یک ریشه و همه به یک آب سیراب مى‌شوند و در ثمره، بعضى را بر بعض دیگر برترى نهاده‌ایم. هرآینه در اینها براى خردمندان عبرتهاست.///و در زمین قطعه‌هایى در کنار هم قرار دارد [که با هم متفاوتند] و باغ‌هایى از انگور و زراعت و نخل‌هایى از یک ریشه و غیر یک ریشه، که همه آنها با یک آب سیراب مى‌شوند، و بعضى را بر بعضى دیگر در محصول برترى مى‌دهیم. بى‌گمان در اینها براى مردمى که تعقل مى‌کنن///و در زمین قطعاتى است کنار هم، و باغهایى از انگور و کشتزارها و درختان خرما، چه از یک ریشه و چه از غیر یک ریشه، که با یک آب سیراب مى‌گردند، و [با این همه‌] برخى از آنها را در میوه [از حیث مزه و نوع و کیفیت‌] بر برخى دیگر برترى مى‌دهیم. بى گمان در این [امر نیز] براى مردمى که تعقل مى‌کنند دلایل [روشنى‌] است.///و در زمین قطعاتى است کنار هم. و باغ‌هایى از انواع انگور و کشت‌زار و درختان خرما [و محصولاتى مختلف،] همانند و غیر همانند، که همه با یک آب آبیارى مى‌شوند. و بعضى میوه‌ها را در خوردن بر بعضى برترى دادیم. همانا در این [تنوع میوه‌ها و مزه‌ها با آن که از یک آب و خاک تغذیه مى‌شوند،] براى کسانى که می‌اندیشند، نشانه‌هایى است.///و در زمین قطعاتی مجاور و متصل است (که آثار هر قطعه مباین قطعه دیگر است) زمینی برای تاکستان و باغ انگور قابل است، و یک جا برای زراعت غلات، و زمینی برای نخلستان آن هم نخلهای گوناگون که همه با یک آب مشروب می‌شوند ولی ما بعضی را در نوع میوه بر بعضی برتری می‌دهیم، و این امور عاقلان را ادله واضحی (بر حکمت صانع) است.///و در زمین کرتهایی است نزدیک به هم و باغهایی از [درختان‌] انگور و کشتها [ی گوناگون‌] و خرما، همانند و ناهمانند، که همه به یک آب آبیاری می‌شوند و میوه‌های بعضی را از بعضی دیگر برتر ساخته‌ایم، بی‌گمان در این برای خردورزان مایه‌های عبرت است‌///و در روی زمین، قطعاتی در کنار هم قرار دارد که با هم متفاوتند؛ و (نیز) باغهایی از انگور و زراعت و نخلها، (و درختان میوه گوناگون) که گاه بر یک پایه می‌رویند و گاه بر دو پایه؛ (و عجیب‌تر آنکه) همه آنها از یک آب سیراب می‌شوند! و با این حال، بعضی از آنها را از جهت میوه بر دیگری برتری می‌دهیم؛ در اینها نشانه‌هایی است برای گروهی که عقل خویش را به کار می‌گیرند!///و در زمین است بخشهائی نزدیک به هم و باغهائی از انگورها و کشتزار و درختان خرما رسته از یک بن و نارسته از یک بن که آبیاری می‌شود به یک آب و برتری نهیم پاره‌ای از آنها را بر پاره‌ای در خوراک همانا در این است آیتهائی برای گروهی که بخرد دریابند///و در زمین قطعاتی است کنار یکدیگر و باغ‌هایی از انگور و کشتزارها و درختان خرما - (چه) همانند و (چه) ناهمانند - (که‌) با یک آب سیراب می‌گردند؛ و برخی از آنها را (از نظر مزه و کیفیت) بر برخی دیگر در خوراک برتری می‌دهیم. به‌راستی در این (امر) برای مردمی که خردورزی می‌کنند همواره نشانه‌هایی است. quran_en_fa If thou dost marvel (at their want of faith), strange is their saying: "When we are (actually) dust, shall we indeed then be in a creation renewed?" They are those who deny their Lord! They are those round whose necks will be yokes (of servitude): they will be Companions of the Fire, to dwell therein (for aye)! اگر بخواهی تعجب کنی، پس تعجب از گفتار منکران لجوج است که [بدون توجه به قدرت خدا که آنان را از خاک پدید آورد، می‌گویند]: آیا ما هنگامی که [پس از مردن] خاک شدیم، به راستی در آفرینش جدیدی خواهیم بود؟! اینانند که به پروردگارشان کافر شدند، و اینانند که در گردنشان بندها و زنجیرها [ی گمراهی در دنیا و عذاب در آخرت] است، و اینان اهل آتش اند و در آن جاودانه‌اند.///اگر بخواهی تعجب کنی، پس تعجب از گفتار منکران لجوج است که [بدون توجه به قدرت خدا که آنان را از خاک پدید آورد، می‌گویند]: آیا ما هنگامی که [پس از مردن] خاک شدیم، به راستی در آفرینش جدیدی خواهیم بود؟! اینانند که به پروردگارشان کافر شدند، و اینانند که در گردنشان بندها و زنجیرها [ی گمراهی در دنیا و عذاب در آخرت] است، و اینان اهل آتش اند و در آن جاودانه‌اند.///اگر تو در شگفت مى‌آیى، شگفت سخن ایشان است که آیا آن هنگام که خاک شویم از نو ما را بیافرینند؟ اینان به پروردگارشان ایمان ندارند، بر گردنهاشان غلها باشد و اهل جهنمند و در آن جاودانه‌اند.///و اگر تعجب کنى، سخن آنها عجب است که: آیا وقتى خاک شدیم، واقعا به آفرینش تازه‌اى وارد مى‌شویم؟ اینان کسانى هستند که به پروردگارشان کافر شدند و زنجیرها در گردنشان است، و آنها اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود///و اگر عجب دارى، عجب از سخن آنان [=کافران‌] است که: «آیا وقتى خاک شدیم، به راستى در آفرینش جدیدى خواهیم بود؟» اینان همان کسانند که به پروردگارشان کفر ورزیده‌اند و در گردنهایشان زنجیرهاست، و آنان همدم آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.///اگر تعجب مى‌کنى، پس عجیب، گفتار آنهاست [که مى‌گویند:] «آیا آنگاه که خاک شدیم، [بار دیگر زنده مى‌شویم و] به آفرینش تازه‌اى درمى‌آییم؟» آنانند کسانى که به پروردگارشان کفر ورزیدند و همانانند که غل‌ها درگردنشان باشد. و همانانند همدم آتش و در آن جاودانه‌اند.///و اگر تو را جای تعجب (به کار منکران) است عجب قول منکران معاد است که می‌گویند: آیا ما چون خاک شدیم باز از نو خلق خواهیم شد؟ اینان هستند که به خدای خود کافر شدند و هم اینان زنجیرها (ی قهر و عذاب) بر گردن دارند و هم اینان اصحاب دوزخند و در آن همیشه معذبند.///و اگر عجب کنی، سخن ایشان عجیب‌ [تر] است [که می‌گویند] آیا آنگاه که خاک شدیم، آیا به آفرینش تازه‌ای در می‌آییم؟ اینان کسانی‌اند که به پروردگارشان کفرورزیده‌اند و هم اینانند که [در قیامت و در دوزخ‌] در گردنهایشان غل و بندهاست، و اینان دوزخی‌اند و جاودانه در آنند///و اگر (از چیزی) تعجب می‌کنی، عجیب گفتار آنهاست که می‌گویند: «آیا هنگامی که ما خاک شدیم، (بار دیگر زنده می‌شویم و) به خلقت جدیدی بازمی‌گردیم؟!» آنها کسانی هستند که به پروردگارشان کافر شده‌اند؛ و آنان غل و زنجیرها در گردنشان است؛ و آنها اهل دوزخند، و جاودانه در آن خواهند ماند!///و اگر شگفت مانی پس شگفت است گفتار ایشان که آیا گاهی که خاک شویم آیا به راستی مائیم در آفرینشی نوین آنانند که کفر ورزیدند به پروردگار خود و آنانند که زنجیرها به گردنهای ایشان است و آنانند یاران آتش ایشانند در آن جاودانان‌///و اگر شگفتی داری، پس شگفت از سخن آنان [: کافران] دار که: «آیا وقتی خاک شدیم، آیا به‌راستی بی‌چون در آفرینش جدیدی خواهیم بود؟» همان کسانی‌اند که به پروردگارشان کفر ورزیدند و (هم) اینان در گردن‌هایشان زنجیرهاست، و آنان همدمان آتشند، و در آن (به اندازه‌ی کفرشان و کمتر از آن) ماندگارند. quran_en_fa They ask thee to hasten on the evil in preference to the good: Yet have come to pass, before them, (many) exemplary punishments! But verily thy Lord is full of forgiveness for mankind for their wrong-doing, and verily thy Lord is (also) strict in punishment. و از تو [بر پایه تمسخر، استهزا، جهل و نادانی] پیش از [درخواست] خیر و خوشی تقاضای شتاب در [فرود آمدن] عذاب می‌کنند، [اینان گمان می‌کنند که عذاب‌ها و مجازات‌های الهی دروغ است] با اینکه پیش از آنان عذاب‌ها و عقوبت‌های عبرت آموز [بر کافران و منکران] گذشته است و قطعا پروردگارت نسبت به مردم با ظلم و ستمی که می‌کنند صاحب آمرزش است، و مسلما پروردگارت سخت کیفر است.///و از تو [بر پایه تمسخر، استهزا، جهل و نادانی] پیش از [درخواست] خیر و خوشی تقاضای شتاب در [فرود آمدن] عذاب می‌کنند، [اینان گمان می‌کنند که عذاب‌ها و مجازات‌های الهی دروغ است] با اینکه پیش از آنان عذاب‌ها و عقوبت‌های عبرت آموز [بر کافران و منکران] گذشته است و قطعا پروردگارت نسبت به مردم با ظلم و ستمی که می‌کنند صاحب آمرزش است، و مسلما پروردگارت سخت کیفر است.///به شتاب از تو پیش از خیر و آمرزش، عذاب مى‌طلبند. پیش از آنها عذابهایى بوده است و پروردگار تو مردم را با آنکه ستم کرده‌اند مى‌آمرزد و نیز پروردگار تو به سختى عقوبت مى‌کند.///و از تو پیش از نیکى بدى را به شتاب مى‌خواهند، با این که پیش از آنها عقوبت‌ها [ى عبرت‌آموز] نازل شده است. همانا پروردگار تو نسبت به مردم با وجود ظلمشان صاحب آمرزش است، و [در عین حال‌] پروردگار تو سخت کیفر است///و پیش از رحمت، شتابزده از تو عذاب مى‌طلبند و حال آنکه پیش از آنان [بر کافران‌] عقوبتها رفته است، و به راستى پروردگار تو نسبت به مردم -با وجود ستمشان- بخشایشگر است، و به یقین پروردگار تو سخت‌کیفر است.///و پیش از رحمت و نیکى، به شتاب از تو عذاب و بدى مى‌خواهند، در حالى که پیش از آنان عذاب‌ها بوده است. و همانا پروردگارت نسبت به مردم با همه ستمشان، داراى آمرزش است و همانا پروردگارت سخت کیفر است.///(ای رسول ما) کافران پیش از تقاضای آمرزش و احسان (به تمسخر) از تو تقاضای تعجیل در عذاب می‌کنند؟ در صورتی که چه عقوبت‌های عبرت‌آموز بر امتان کافر گذشته رسید! و خدا بر ظلم خلق هم بسیار صاحب عفو و مغفرت است و هم صاحب قهر و انتقام سخت است.///و از تو به [شدت و] شتاب بدی [عذاب‌] را پیش از نیکی [آمرزش‌] می‌طلبند، و حال آنکه پیش از آنها [رسم‌] عقوبتها [ی الهی‌] برقرار بوده است، و بی‌گمان پروردگارت بر مردمان با وجود ستمشان آمرزنده است، و بی‌گمان پروردگارت سخت کیفر است‌///آنها پیش از حسنه (و رحمت)، از تو تقاضای شتاب در سیئه (و عذاب) می‌کنند؛ با اینکه پیش از آنها بلاهای عبرت انگیز نازل شده است! و پروردگار تو نسبت به مردم -با اینکه ظلم می‌کنند- دارای مغفرت است؛ و (در عین حال،) پروردگارت دارای عذاب شدید است!///و شتاب خواهند از تو به بدی پیش از خوبی حالی که گذشت است پیش از ایشان شکنجه‌ها و همانا پروردگار تو آمرزشگر است برای مردم بر ستمگریشان و همانا پروردگار تو است سخت شکنجه‌///و پیش از خوبی، با شتاب از تو بدی می‌خواهند، حال آنکه بی‌گمان پیش از آنان (بر کافران) عقوبت‌هایی پندآور و هشیارگر می‌رفته است. و به‌راستی پروردگارت نسبت به مردمان - با وجود ستمشان - بی‌گمان پوشاننده است، و همانا پروردگار تو بی‌چون به‌راستی سخت‌کیفر است. quran_en_fa And the Unbelievers say: "Why is not a sign sent down to him from his Lord?" But thou art truly a warner, and to every people a guide. و کافران می‌گویند: چرا از سوی پروردگارش معجزه‌ای [غیر قرآن] بر او نازل نشده؟ تو فقط بیم دهنده‌ای [نه اعجاز کننده‌ای که هر زمان هر کس و برای هر هدفی غیر منطقی بخواهد، دست به اعجاز بزنی] وبرای هر قومی هدایت کننده‌ای است.///و کافران می‌گویند: چرا از سوی پروردگارش معجزه‌ای [غیر قرآن] بر او نازل نشده؟ تو فقط بیم دهنده‌ای [نه اعجاز کننده‌ای که هر زمان هر کس و برای هر هدفی غیر منطقی بخواهد، دست به اعجاز بزنی] وبرای هر قومی هدایت کننده‌ای است.///کافران مى‌گویند: چرا از جانب پروردگارش معجزه‌اى بر او نازل نمى‌شود؟ جز این نیست که تو بیم‌دهنده‌اى هستى و هر قومى را رهبرى است.///و آنان که کافر شدند مى‌گویند: چرا معجزه‌اى از جانب پروردگارش بر او نازل نمى‌شود؟ [اى پیامبر!] تو فقط هشدار دهنده‌اى و هر قومى را راهنمایى است///و آنان که کافر شده‌اند مى‌گویند: «چرا نشانه‌اى آشکار از طرف پروردگارش بر او نازل نشده است؟» [اى پیامبر،] تو فقط هشداردهنده‌اى، و براى هر قومى رهبرى است.///و کسانى که کفر ورزیدند، مى‌گویند: «چرا از طرف پروردگارش نشانه‌اى بر او نازل نشده است؟» [اى پیامبر!] تو فقط بیم‌دهنده‌اى و براى هر قومى راهنمایى است.///و باز کافران (به طعنه) می‌گویند که چرا از خدایش بر او آیت و معجزه‌ای فرستاده نشد؟ (باید بدانند که) تنها وظیفه تو اندرز و ترسانیدن (خلق از نافرمانی خدا) است و هر قومی را (از طرف خدا) رهنمایی است.///و کافران گویند چرا بر او معجزه‌ای از سوی پروردگارش نازل نمی‌گردد؟ تو فقط هشداردهنده‌ای و هر قومی رهنمایی دارد///کسانی که کافر شدند می‌گویند: «چرا آیه (و معجزه‌ای) از پروردگارش بر او نازل نشده؟!» تو فقط بیم دهنده‌ای! و برای هر گروهی هدایت کننده‌ای است (؛ و اینها همه بهانه است، نه برای جستجوی حقیقت)!///و گویند آنان که کفر ورزیدند چرا فرود نیاید بر او آیتی از پروردگارش جز این نیست که توئی بیم‌دهنده و هر گروهی را است راهنمائی‌///و آنان که کافر شدند گویند: «چرا نشانه‌ای (آشکار) از طرف پروردگارش بر او نازل نشده است‌؟» (ای پیامبر!) تو فقط هشداردهنده‌ای. و برای هر گروهی رهبری است. quran_en_fa Allah doth know what every female (womb) doth bear, by how much the wombs fall short (of their time or number) or do exceed. Every single thing is before His sight, in (due) proportion. خدا [حالات، صفات و زمان ولادت] جنین هایی را که هر انسان و حیوان ماده‌ای آبستن است، و آنچه را رحم‌ها [از زمان طبیعی حمل] می‌کاهند و آنچه را می‌افزایند، می‌داند؛ و هر چیزی نزد او اندازه معینی دارد.///خدا [حالات، صفات و زمان ولادت] جنین هایی را که هر انسان و حیوان ماده‌ای آبستن است، و آنچه را رحم‌ها [از زمان طبیعی حمل] می‌کاهند و آنچه را می‌افزایند، می‌داند؛ و هر چیزی نزد او اندازه معینی دارد.///خدا مى‌داند که هر ماده‌اى چه در رحم دارد و آنچه رحمها کاهد و آنچه رحمها افزاید. و هر چیز را در نزد او مقدارى معین است.///خدا مى‌داند هر ماده‌اى چه بارى [در رحم‌] دارد، و آنچه را که رحم‌ها مى‌کاهند یا مى‌افزایند نیز مى‌داند، و هر چیزى نزد او به اندازه است///خدا مى‌داند آنچه را که هر ماده‌اى [در رحم‌] بار مى‌گیرد، و [نیز] آنچه را که رحمها مى‌کاهند و آنچه را مى‌افزایند. و هر چیزى نزد او اندازه‌اى دارد.///خداوند مى‌داند آنچه را که هر ماده‌اى [در شکم] حمل مى‌کند و آنچه را که رحم‌ها جذب مى‌کنند [و به مصرف غذاى جنین مى‌رسانند]، و آنچه را مى‌افزایند. و هر چیز نزد او به مقدار و اندازه‌اى است.///تنها خدا می‌داند که بار حمل آبستنان عالم چیست و بار رحمها چه نقصان و چه زیادت آرند، و مقدار همه چیز در علم ازلی خدا معین است.///خداوند می‌داند که هر مادینه‌ای چه باری دارد و اینکه رحمها [از مدت حمل یا از جنین‌] چه می‌کاهند و چه می‌افزایند، هر چیزی نزد او اندازه‌ای معین دارد///خدا از جنین‌هایی که هر (انسان یا حیوان) ماده‌ای حمل می‌کند آگاه است؛ و نیز از آنچه رحمها کم می‌کنند (و پیش از موعد مقرر می‌زایند)، و هم از آنچه افزون می‌کنند (و بعد از موقع میزایند)؛ و هر چیز نزد او مقدار معینی دارد.///خدا داند آنچه بارور شود هر ماده‌ای و آنچه فروبرند زهدانها و آنچه بیفزایند و هر چیزی است نزد او به اندازه‌///خدا می‌داند آنچه را که هر مادینه‌ای (در رحمش) بر می‌گیرد و (نیز) آنچه را که (این) رحم‌ها می‌کاهند، و آنچه را فزونی می‌یابند. و هر چیزی را نزد او اندازه‌ای است. quran_en_fa He knoweth the unseen and that which is open: He is the Great, the Most High. دانای نهان و آشکار و بزرگ و بلندمرتبه است.///دانای نهان و آشکار و بزرگ و بلندمرتبه است.///داناى نهان و آشکار، آن خداى بزرگ متعال.///داناى نهان و آشکار، و بزرگ و بلند مرتبه است///داناى نهان و آشکار، [و] بزرگ بلندمرتبه است.///او به نهان و آشکار آگاه و بزرگ و بلندمرتبه است.///اوست عالم به عوالم غیب و شهود و بزرگ خدای متعال (برتر از هر وصف و ادراک عقول).///[اوست که‌] دانای پنهان و پیدا، و بزرگ بلندمرتبه است‌///او از غیب و شهود آگاه، و بزرگ و متعالی است!///دانای نهان و آشکار آن بزرگ عالی‌جایگاه‌///دانای نهان و آشکار، همان بزرگ بلندمرتبه است. quran_en_fa It is the same (to Him) whether any of you conceal his speech or declare it openly; whether he lie hid by night or walk forth freely by day. [برای او] یکسان است که کسی از شما گفتارش را پنهان کند یا آشکار سازد، و کسی مخفیانه در دل شب حرکت نماید یا در روز راه بپیماید.///[برای او] یکسان است که کسی از شما گفتارش را پنهان کند یا آشکار سازد، و کسی مخفیانه در دل شب حرکت نماید یا در روز راه بپیماید.///براى او یکسان است از شما هر که سخن به راز گوید یا به آشکارا. و آنکه در پرده شب پنهان مى‌شود و آنکه در روز به آشکارا مى‌رود.///[براى او] یکسان است، از شما هر که سخن نهان دارد و هر که آن را آشکار کند، و آن که به شب پنهان باشد و در روز راه رود/// [براى او] یکسان است: کسى از شما سخن [خود] را نهان کند و کسى که آن را فاش گرداند، و کسى که خویشتن را به شب پنهان دارد و در روز، آشکارا حرکت کند.///[براى او] یکسان است که کسى از شما سخن را سرى بگوید و کسى آن را آشکارا. و کسى که خود را به شب مخفى کند و کسى که در روز آشکارا حرکت نماید.///در پیشگاه علم ازلی آن کس از شما که سخن به سر گوید یا آشکار و آن که در ظلمت شب پنهان است یا در روشنی روز به کار و فعالیت مشغول است، همه یکسانند (و خدا بر همه آگاه است).///یکسان است که از شما کسی سخنش را پنهان بدارد یا آشکارش کند، و کسی که در [پرده‌] شب پنهانکار یا در [روشنای‌] روز پیدارو باشد///برای او یکسان است کسانی از شما که پنهانی سخن بگویند، یا آن را آشکار سازند؛ و کسانی که شبانگاه مخفیانه حرکت می‌کنند، یا در روشنایی روز.///یکسان است از شما آنکه نهان کند گفتار را و آنکه آشکار سازدش و آنکه نهان است در شب و به کار خویش اندر است در روز///(برای او) یکسان است (که) کسی از شما سخن (خود) را پنهان کند، و کسی آن را فاش گرداند، و کسی که در شب خویشتن را پنهان دارد و روز آشکارا گرداند. quran_en_fa For each (such person) there are (angels) in succession, before and behind him: They guard him by command of Allah. Allah does not change a people's lot unless they change what is in their hearts. But when (once) Allah willeth a people's punishment, there can be no turning it back, nor will they find, besides Him, any to protect. برای انسان از پیش رو و پشت سر، مأمورانی است که همواره او را به فرمان خدا [از آسیب‌ها و گزندها] حفظ می‌کنند. یقینا خدا سرنوشت هیچ ملتی را [به سوی بلا، نکبت، شکست و شقاوت] تغییر نمی‌دهد تا آنکه آنان آنچه را [از صفات خوب و رفتارشایسته و پسندیده] در وجودشان قرار دارد به زشتی‌ها و گناه تغییر دهند. و هنگامی که خدا نسبت به ملتی آسیب و گزند بخواهد [برای آن آسیب و گزند] هیچ راه بازگشتی نیست؛ زیرا برای آنان جز خدا هیچ یاوری نخواهد بود.///برای انسان از پیش رو و پشت سر، مأمورانی است که همواره او را به فرمان خدا [از آسیب‌ها و گزندها] حفظ می‌کنند. یقینا خدا سرنوشت هیچ ملتی را [به سوی بلا، نکبت، شکست و شقاوت] تغییر نمی‌دهد تا آنکه آنان آنچه را [از صفات خوب و رفتارشایسته و پسندیده] در وجودشان قرار دارد به زشتی‌ها و گناه تغییر دهند. و هنگامی که خدا نسبت به ملتی آسیب و گزند بخواهد [برای آن آسیب و گزند] هیچ راه بازگشتی نیست؛ زیرا برای آنان جز خدا هیچ یاوری نخواهد بود.///آدمى را فرشتگانى است که پیاپى به امر خدا از روبه‌رو و پشت سرش مى‌آیند و نگهبانیش مى‌کنند. خدا چیزى را که از آن مردمى است دگرگون نکند تا آن مردم خود دگرگون شوند. چون خدا براى مردمى بدى خواهد، هیچ چیز مانع او نتواند شد و ایشان را جز خدا هیچ کارسازى نیست.///و براى انسان تعقیب کنندگانى [از فرشتگان‌] است که او را از پیش رو و پشت سر به امر خدا حفاظت مى‌کنند. بى‌تردید خداوند سرنوشت قومى را تغییر نمى‌دهد تا آنها وضع خود را تغییر دهند. و چون خدا براى قومى بدى خواهد، آن را بازگشتى نیست، و جز خدا کارسازى براى آ///براى او فرشتگانى است که پى در پى او را به فرمان خدا از پیش رو و از پشت سرش پاسدارى مى‌کنند. در حقیقت، خدا حال قومى را تغییر نمى‌دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند. و چون خدا براى قومى آسیبى بخواهد، هیچ برگشتى براى آن نیست، و غیر از او حمایتگرى براى آنان نخواهد بود.///براى انسان، فرشتگانى است که پى‌درپى او را از پیش رو و از پشت سر به فرمان خداوند حفاظت مى‌کنند. همانا خداوند [سرنوشت] قومى را تغییر نمى‌دهد تا آن که آنان خود را تغییر دهند. و هرگاه خداوند براى قومى آسیبى بخواهد، هیچ برگشتى براى آن نیست. و در برابر او هیچ دوست و کارساز و حمایت­کننده‌اى براى آنان نیست.///برای هر کس پاسبانها از پیش رو و پشت سر برگماشته شده که به امر خدا او را نگهبانی کنند. خدا حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانی که خود آن قوم حالشان را تغییر دهند (و از نیکی به بدی شتابند)، و هرگاه خدا اراده کند که قومی را (به بدی اعمالشان) عقاب کند هیچ راه دفاعی نباشد و برای آنان هیچ کس را جز خدا یارای آنکه آن بلا بگرداند نیست.///او [آدمی‌] را فرشتگانی پیایند، در پیش و پشت او هستند که او را به امر الهی نگهبانی می‌کنند، بی‌گمان خداوند آنچه قومی دارند دگرگون نکند مگر آنکه آنچه در دلهایشان دارند، دگرگون کنند و چون خداوند برای قومی [کیفر] بدی بخواهد، برگردانی ندارد، و در برابر او سروری ندارند///برای انسان، مأمورانی است که پی در پی، از پیش رو، و از پشت سرش او را از فرمان خدا [= حوادث غیر حتمی‌] حفظ می‌کنند؛ (اما) خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملتی) را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند! و هنگامی که خدا اراده سوئی به قومی (بخاطر اعمالشان) کند، هیچ چیز مانع آن نخواهد شد؛ و جز خدا، سرپرستی نخواهند داشت!///او را است پیاپی آیندگانی از پیش رویش و از پشت سرش که نگه میدارندش از امر خدا همانا خدا دگرگون نکند آنچه را به گروهی است تا دگرگون سازند آنچه را که در خود آنان است و هرگاه بخواهد خدا بر گروهی بدی پس نیست بازگشتی برای آن و نیست ایشان را جز او سرپرستی‌///برای او (نسبت به آنان) دنبال‌کنندگان و پیگیرانی است (که) پیاپی یکدیگر او را به فرمان خدا از پیش رو و از پشت سر پاسداری می‌کنند. به‌راستی خدا حال و مالی قومی را تغییر نمی‌دهد، تا آنان خود آن (جان و جانان‌) را تغییر دهند. و هنگامی که خدا برای قومی بدی بخواهد، پس هیچ برگشتی برای آن نمی‌باشد و غیر از او سرپرستی (هم) برایشان نیست. quran_en_fa It is He Who doth show you the lightning, by way both of fear and of hope: It is He Who doth raise up the clouds, heavy with (fertilising) rain! اوست که برق [جهنده را از میان قطعه‌های ابر] که مایه ترس و امید است، به شما نشان می‌دهد، و ابرهای سنگین بار را پدید می‌آورد.///اوست که برق [جهنده را از میان قطعه‌های ابر] که مایه ترس و امید است، به شما نشان می‌دهد، و ابرهای سنگین بار را پدید می‌آورد.///اوست که برق را گاه براى ترسانیدن و گاه براى امیدبخشیدن به شما مى‌نمایاند و ابرهاى گرانبار را پدید مى‌آورد.///او کسى است که برق را براى بیم و امید به شما نشان مى‌دهد و ابرهاى سنگین را پدید مى‌آورد///اوست کسى که برق را براى بیم و امید به شما مى‌نمایاند، و ابرهاى گرانبار را پدیدار مى‌کند.///اوست کسى که برق [آسمان] را براى بیم و امید به شما نشان مى‌دهد و ابرهاى گران‌بار را پدید مى‌آورد.///اوست که برای بیم (از قهر) و امید (به رحمت) خود برق را به شما می‌نماید و ابرهای سنگین را پدید می‌آورد.///او کسی است که برق را که مایه بیم [مسافران‌] و امید [کشاورزان‌] است به شما می‌نمایاند، و ابرهای گرانبار پدید می‌آورد///او کسی است که برق را به شما نشان می‌دهد، که هم مایه ترس است و هم مایه امید؛ و ابرهای سنگین‌بار ایجاد می‌کند!///و او است آنکه بنماید به شما برق را بیمی و امیدی و پدید آرد ابرهای سنگین‌///اوست کسی که برق را برای بیم و امید به شما می‌نمایاند، و ابرهای گران‌بار را به وجود می‌آورد. quran_en_fa Nay, thunder repeateth His praises, and so do the angels, with awe: He flingeth the loud-voiced thunder-bolts, and therewith He striketh whomsoever He will.. yet these (are the men) who (dare to) dispute about Allah, with the strength of His power (supreme)! و رعد، همراه با ستایش خدا تسبیح می‌گوید و فرشتگان نیز از بیمش [تسبیح می‌گویند]، و صاعقه‌ها را می‌فرستد و به وسیله آن به هر کس بخواهد آسیب می‌رساند، در حالی که اینان [با مشاهده این همه آثار قدرت که صادر شده از خدای یکتاست، باز هم] درباره خدا مجادله و ستیز می‌کنند در صورتی که خدا [دارای قدرتی بی نهایت و] سخت کیفر است.///و رعد، همراه با ستایش خدا تسبیح می‌گوید و فرشتگان نیز از بیمش [تسبیح می‌گویند]، و صاعقه‌ها را می‌فرستد و به وسیله آن به هر کس بخواهد آسیب می‌رساند، در حالی که اینان [با مشاهده این همه آثار قدرت که صادر شده از خدای یکتاست، باز هم] درباره خدا مجادله و ستیز می‌کنند در صورتی که خدا [دارای قدرتی بی نهایت و] سخت کیفر است.///رعد به ستایش او و فرشتگان از بیم او تسبیح مى‌کنند. و صاعقه‌ها را مى‌فرستد و هر که را بخواهد بدان آسیب مى‌رساند. باز هم درباره خدا مجادله مى‌کنند. و او به سختى عقوبت مى‌کند.///و رعد به حمد او و فرشتگان [جملگى‌] از بیم او تسبیح مى‌گویند، و صاعقه‌ها را مى‌فرستد و هر که را بخواهد بدان آسیب مى‌رساند، ولى آنها [با مشاهده‌ى این آیات‌] باز هم در باره‌ى خدا مجادله مى‌کنند در حالى که او سخت کیفر است///رعد، به حمد او، و فرشتگان [جملگى‌] از بیمش تسبیح مى‌گویند، و صاعقه‌ها را فرو مى‌فرستند و با آنها هر که را بخواهد، مورد اصابت قرار مى‌دهد، در حالى که آنان در باره خدا مجادله مى‌کنند، و او سخت‌کیفر است.///رعد با ستایش او و فرشتگان از بیم او تسبیح مى‌کنند. و او صاعقه‌ها را فرومى‌فرستد تا هرکه را بخواهد، مورد اصابت قرار دهد، در حالى که آنان درباره خداوند به جدال مى‌پردازند و او سخت کیفر است.///و رعد (و برق و همه قوای عالم غیب و شهود) و جمیع فرشتگان همه از بیم (قهر) خدا به تسبیح و ستایش او مشغولند، و صاعقه‌ها را بر سر هر قومی بخواهد می‌فرستد، باز هم کافران در (قدرت) خدا جدل می‌کنند با آنکه او سخت انتقام است.///و رعد به سپاس او، و فرشتگان از خوف و خشیت او تسبیح می‌گویند، و [اوست که‌] صاعقه‌ها را می‌فرستد، که به هرکس که او بخواهد برمی‌خورد، و آنان درباره خداوند مجادله می‌کنند، و او سختگیر است‌///و رعد، تسبیح و حمد او می‌گوید؛ و (نیز) فرشتگان از ترس او! و صاعقه‌ها را می‌فرستد؛ و هر کس را بخواهد گرفتار آن می‌سازد، (در حالی که آنها با مشاهده این همه آیات الهی، باز هم) درباره خدا به مجادله مشغولند! و او قدرتی بی‌انتها (و مجازاتی دردناک) دارد!///و درود گوید رعد به سپاس او و فرشتگان از بیمش و بفرستد صاعقه‌ها را تا برساند آنها را به هر که خواهد و می‌ستیزند در خدا و او است سخت‌نیرو///رعد، به حمد او تنزیه (اش) می‌کند، و فرشتگان جملگی از بیمش تسبیح گویند. و صاعقه‌ها را فرو می‌فرستد و با آنها هر که را بخواهد، مورد اصابت قرار می‌دهد؛ در حالی که آنان درباره‌ی خدا مجادله می‌کنند. و او در کیفرهایش (در عین علم و قدرتش) بسی پیگیر (گناهان) است. quran_en_fa For Him (alone) is prayer in Truth: any others that they call upon besides Him hear them no more than if they were to stretch forth their hands for water to reach their mouths but it reaches them not: for the prayer of those without Faith is nothing but (futile) wandering (in the mind). دعوت حق [که اجابتش مایه سعادت دنیا و آخرت است] فقط ویژه خداست. و کسانی را که مشرکان به جای خدا می‌خوانند، چیزی [از درخواست‌ها و نیازهایشان را] برای آنان برآورده نمی‌کنند [درخواست این بی خردان از بتان بی جان و جاندار نیست] مگر مانند کسی که دو دستش را به سوی آبی [که با آن فاصله زیادی دارد] می‌گشاید تا آب به دهانش برسد و حال آنکه هرگز نخواهد رسید، و دعا و درخواست کافران [از غیر خدا] جز در گمراهی و تباهی [که به نتیجه و هدف نمی‌رسد] نیست.///دعوت حق [که اجابتش مایه سعادت دنیا و آخرت است] فقط ویژه خداست. و کسانی را که مشرکان به جای خدا می‌خوانند، چیزی [از درخواست‌ها و نیازهایشان را] برای آنان برآورده نمی‌کنند [درخواست این بی خردان از بتان بی جان و جاندار نیست] مگر مانند کسی که دو دستش را به سوی آبی [که با آن فاصله زیادی دارد] می‌گشاید تا آب به دهانش برسد و حال آنکه هرگز نخواهد رسید، و دعا و درخواست کافران [از غیر خدا] جز در گمراهی و تباهی [که به نتیجه و هدف نمی‌رسد] نیست.///خاص اوست خواندن راستین. آنان که جز او را مى‌خوانند هیچ پاسخشان نمى‌گویند. همانند کسى که دو دست به سوى آب برد تا آب به دهان رساند و نتواند که آب به دهان رساند. و دعاى کافران جز به گمراهى نیست.///دعوت حق [و راستین‌] از آن اوست، و معبودهایى را که به جاى خدا مى‌خوانند هیچ جوابى به آنها نمى‌دهند، مگر مانند کسى که دو دستش را به سوى آب باز کرده که آب به دهانش رسد، اما نمى‌رسد، و دعوت کافران جز در گمراهى نیست///دعوت حق براى اوست. و کسانى که [مشرکان‌] جز او مى‌خوانند، هیچ جوابى به آنان نمى‌دهند، مگر مانند کسى که دو دستش را به سوى آب بگشاید تا [آب‌] به دهانش برسد، در حالى که [آب‌] به [دهان‌] او نخواهد رسید، و دعاى کافران جز بر هدر نباشد.///تنها خواندن او حق است و کسانى را که [مشرکان] جز او مى‌خوانند، هیچ پاسخشان نمى‌گویند، مگر مانند کسى که دو دستش را به سوى آب گشوده تا آن را به دهانش برساند و حال آن که نخواهد رسید. و دعا و خواست کافران [از غیر خدا] جز در گمراهى نیست.///دعوت خدا (و رسولانش) به حق و حقیقت است و بتهایی که مشرکان به جای خدا می‌خوانند هیچ حاجتی را از آنها برنیاورند و تنها مانند آن کس‌اند که به سوی آبی دست دراز کند که بیاشامد ولی آب به دهانش نرسد، و دعای کافران جز در (حرمان و) ضلالت نیست.///فراخواندن راستین او راست، و کسانی که [مشرکان‌] به جای او می‌خوانند [و می‌پرستند] به آنان هیچ‌گونه پاسخی نمی‌دهند، مگر همانند کسی که گشاینده دستان خویش به سوی آب است، تا آن را به دهانش برساند و رساننده آن نیست، و دعای کافران جز بیراه نیست‌///دعوت حق از آن اوست! و کسانی را که (مشرکان) غیر از خدا می‌خوانند، (هرگز) به دعوت آنها پاسخ نمی‌گویند! آنها همچون کسی هستند که کفهای (دست) خود را به سوی آب می‌گشاید تا آب به دهانش برسد، و هرگز نخواهد رسید! و دعای کافران، جز در ضلال (و گمراهی) نیست!///وی را است دعوت حق و آنان را که خوانند جز او اجابت نکنندشان به چیزی مگر مانند گشاینده دستهای خویش بسوی آب تا برسد به دهانش و نیست رسنده بدان و نیست دعوت کافران مگر در گمراهی‌///دعوت حق تنها برای اوست و کسانی که جز او را می‌خوانند، آنان هیچ گونه اجابتی برایشان نمی‌کنند؛ مگر مانند کسی که دو دستش را به سوی آب گشاینده است تا (آب) به دهانش برسد، در حالی که (به آب) هرگز رسنده نیست. و درخواست کافران جز در (ژرفای) گمراهی نیست. quran_en_fa Whatever beings there are in the heavens and the earth do prostrate themselves to Allah (Acknowledging subjection),- with good-will or in spite of themselves: so do their shadows in the morning and evenings. کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند، از روی میل و رغبت یا بی میلی و کراهت و نیز سایه هایشان بامداد و شام گاه برای خدا سجده می‌کنند.///کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند، از روی میل و رغبت یا بی میلی و کراهت و نیز سایه هایشان بامداد و شام گاه برای خدا سجده می‌کنند.///خواه و ناخواه براى خداوند سجده مى‌کنند همه آنها که در آسمانها و زمینند و سایه‌هایشان نیز بامدادان و شامگاهان به سجده مى‌آیند.///و هر که در آسمان‌ها و زمین است، خواه و ناخواه، و [همچنین‌] سایه‌هایشان، بامدادان و شامگاهان براى خدا سجده مى‌کنند///و هر که در آسمانها و زمین است -خواه و ناخواه- با سایه‌هایشان، بامدادان و شامگاهان، براى خدا سجده مى‌کنند.///و کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند، خواه ناخواه، با سایه‌هایشان، بامدادان و شامگاهان، براى خدا سجده مى‌کنند.///هر که در آسمانها و زمین است با همه آثار وجودیش به رغبت و اشتیاق و به اکراه و الزام، شب و روز به سجده (و طاعت) خدا مشغول است.///و هر که در آسمانها و زمین است و سایه‌هایشان خواه و ناخواه، در بامدادان و شامگاهان، برای خدا سجده می‌کنند///تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند -از روی اطاعت یا اکراه- و همچنین سایه‌هایشان، هر صبح و عصر برای خدا سجده می‌کنند.///و برای خدا سجده کنند آنان که در آسمانها و زمینند خواه و ناخواه و سایه‌های آنان در بامداد و شامها///و هر که در آسمان‌ها و زمین است - خواه‌وناخواه - با سایه‌هایشان، بامدادان و شامگاهان، تنها برای خدا سجده (و خضوع) می‌کنند. quran_en_fa Say: "Who is the Lord and Sustainer of the heavens and the earth?" Say: "(It is) Allah." Say: "Do ye then take (for worship) protectors other than Him, such as have no power either for good or for harm to themselves?" Say: "Are the blind equal with those who see? Or the depths of darkness equal with light?" Or do they assign to Allah partners who have created (anything) as He has created, so that the creation seemed to them similar? Say: "Allah is the Creator of all things: He is the One, the Supreme and Irresistible." [به مشرکان] بگو: پروردگار آسمان‌ها و زمین کیست؟ [خود بی درنگ] بگو: خدای یکتاست. بگو: آیا سرپرستان و معبودانی به جای او انتخاب کرده‌اید که اختیار هیچ سود و زیانی را برای خودشان ندارند [چه رسد برای شما؟] بگو: آیا نابینا و بینا یکسانند یا تاریکی و نور برابرند؟ یا آنان شریکانی برای خدا قرار دادند [به خیال آنکه] مانند آفرینش خدا چیزی آفریده‌اند، آن گاه آفریده خدا و آفریده شریکان بر آنان مشتبه شده؟ بگو: آفریننده همه چیز فقط خداست و تنها او یکتای پیروز است.///[به مشرکان] بگو: پروردگار آسمان‌ها و زمین کیست؟ [خود بی درنگ] بگو: خدای یکتاست. بگو: آیا سرپرستان و معبودانی به جای او انتخاب کرده‌اید که اختیار هیچ سود و زیانی را برای خودشان ندارند [چه رسد برای شما؟] بگو: آیا نابینا و بینا یکسانند یا تاریکی و نور برابرند؟ یا آنان شریکانی برای خدا قرار دادند [به خیال آنکه] مانند آفرینش خدا چیزی آفریده‌اند، آن گاه آفریده خدا و آفریده شریکان بر آنان مشتبه شده؟ بگو: آفریننده همه چیز فقط خداست و تنها او یکتای پیروز است.///بگو: کیست پروردگار آسمانها و زمین؟ بگو: الله. بگو: آیا سواى او خدایانى برگزیده‌اید که قادر به سود و زیان خویش نیستند؟ بگو: آیا نابینا و بینا برابرند؟ یا تاریکى و روشنى یکسانند؟ یا شریکانى که براى خدا قائل شده‌اند چیزهایى آفریده‌اند، همانند آنچه خدا آفریده است و آنان درباره آفرینش به اشتباه افتاده‌اند؟ بگو: الله آفریننده هر چیزى است و او یگانه و قهار است.///بگو: پروردگار آسمان‌ها و زمین کیست؟ بگو: خدا. بگو: پس چرا غیر او سرپرستانى گرفته‌اید که اختیار سود و زیان خود را ندارند؟ بگو: آیا کور و بینا یکسانند؟ یا تاریکى‌ها و نور برابرند؟ آیا براى خدا همتایانى قرار داده‌اند که مانند آفرینش او آفریده‌اند و این///بگو: «پروردگار آسمانها و زمین کیست؟» بگو: «خدا!» بگو: «پس آیا جز او سرپرستانى گرفته‌اید که اختیار سود و زیان خود را ندارند؟» بگو: «آیا نابینا و بینا یکسانند؟ یا تاریکیها و روشنایى برابرند؟ یا براى خدا شریکانى پنداشته‌اند که مانند آفرینش او آفریده‌اند و در نتیجه، [این دو] آفرینش بر آنان مشتبه شده است؟» بگو: «خدا آفریننده هر چیزى است، و اوست یگانه قهار.»///بگو: «پروردگار آسمان‌ها و زمین کیست؟» بگو: «خداست.» بگو: «پس چرا جز او را که مالک هیچ سود و زیانى براى خویشتن نیستند، سرپرست گرفته‌اید؟» بگو: «آیا نابینا و بینا با هم برابرند؟ یا تاریکى‌ها و روشنایى یکسانند؟ یا مگر براى خدا شریکانى قرار داده‌اند که مانند آفریدن خدا [چیزى] آفریده باشند و این آفرینش بر آنان مشتبه شده است؟» بگو: «خداوند، آفریدگار هر چیزى است و اوست یگانه قهار.»///بگو که آفریننده آسمانها و زمین کیست؟ بگو: خداست، پس بگو: آیا شما خدا را گذارده و غیر خدا (مانند بتان و فرعونان) را برای نگهبانی و یاری خود برگرفتید در صورتی که آنها بر سود و زیان خود هم قادر نیستند؟ آن گاه بگو: آیا چشم نابینا (ی جاهل) و دیده بینا (ی عالم) یکسان است؟ یا ظلمات (شرک و بت پرستی) با نور (معرفت و خدا پرستی) مساوی است؟ یا آنکه این مشرکان شریکانی برای خدا قرار دادند که آنها هم مانند خدا چیزی خلق کردند و بر مشرکان، خلق خدا و خلق شریکان خدا مشتبه گردید؟ (هرگز چنین نیست) بگو: تنها خدا خالق هر چیز است و او خدای یکتایی است که همه عالم مقهور اراده اوست.///بگو [و بپرس‌] پروردگار آسمانها و زمین کیست؟ بگو خداوند است بگو پس آیا در برابر او سرورانی برای خود می‌گیرید و می‌پرستید که برای خویشتن هم اختیار سود و زیانی ندارند؟ بگو آیا نابینا و بینا برابر است، یا آیا تاریکیها و روشنایی برابر است، یا شریکانی برای خداوند قائلند که همانند آفرینش او آفریده‌اند، و آفرینش [ها] بر آنان مشتبه شده است؟ بگو خداوند آفریدگار هر چیز است و او یگانه قهار است‌///بگو: «چه کسی پروردگار آسمانها و زمین است؟» بگو: «الله!» (سپس) بگو: «آیا اولیا (و خدایانی) غیر از او برای خود برگزیده‌اید که (حتی) مالک سود و زیان خود نیستند (تا چه رسد به شما؟!)» بگو: «آیا نابینا و بینا یکسانند؟! یا ظلمتها و نور برابرند؟! آیا آنها همتایانی برای خدا قرار دادند بخاطر اینکه آنان همانند خدا آفرینشی داشتند، و این آفرینشها بر آنها مشتبه شده است؟!» بگو: «خدا خالق همه چیز است؛ و اوست یکتا و پیروز!»///بگو کیست پروردگار آسمانها و زمین بگو خدا بگو پس آیا برگرفتید جز او دوستانی که دارا نیستند برای خویشتن سود و نه زیانی را بگو آیا یکسانند کور و بینا یا آیا یکسانند تاریکیها و روشنائی یا قرار دادند برای خدا شریکانی که بیافریدند همانند آفرینش او پس مشتبه شده است آفرینش بر ایشان بگو خدا است آفریننده همه چیز و او است یکتای چیرگی‌جوی‌///بگو: «پروردگار آسمان‌ها و زمین کیست‌؟» بگو: «خداست!» بگو: «پس آیا جز او سرپرستانی گرفته‌اید، حال آنکه اختیار سود و زیان خودشان را (هم) ندارند؟» بگو: «آیا نابینا و بینا یکسانند؟ یا تاریکی‌ها و روشنایی همانندند؟ یا برای خدا شریکانی نهاده‌اند (که) همانند آفرینش او آفریده‌اند، پس (در نتیجه، این دو) آفرینش بر آنان مشتبه شده‌اند؟» بگو: «خدا آفریننده‌ی هر چیزی است و اوست یگانه‌ی قهار.» quran_en_fa He sends down water from the skies, and the channels flow, each according to its measure: But the torrent bears away to foam that mounts up to the surface. Even so, from that (ore) which they heat in the fire, to make ornaments or utensils therewith, there is a scum likewise. Thus doth Allah (by parables) show forth Truth and Vanity. For the scum disappears like forth cast out; while that which is for the good of mankind remains on the earth. Thus doth Allah set forth parables. خدا از آسمان آبی نازل کرد که در هر دره و رودی به اندازه گنجایش و وسعتش [سیلابی] جاری شد، سپس سیلاب، کفی پف کرده را به روی خود حمل کرد، و نیز از فلزاتی که برای به دست آوردن زینت و زیور یا کالا و متاع، آتش بر آن می‌افروزند، کفی پف کرده مانند سیلاب بر می‌آید؛ این گونه خدا حق و باطل را [به امور محسوس] مثل می‌زند. اما آن کف [روی سیل و روی فلز گداخته در حالی که کناری رفته] به حالتی متلاشی شده از میان می‌رود، و اما آنچه [چون آب و فلز خالص] به مردم سود می‌رساند، در زمین می‌ماند. خدا مثل‌ها را این گونه بیان می‌کند [تا مردم در همه امور حق را از باطل بشناسند.]///خدا از آسمان آبی نازل کرد که در هر دره و رودی به اندازه گنجایش و وسعتش [سیلابی] جاری شد، سپس سیلاب، کفی پف کرده را به روی خود حمل کرد، و نیز از فلزاتی که برای به دست آوردن زینت و زیور یا کالا و متاع، آتش بر آن می‌افروزند، کفی پف کرده مانند سیلاب بر می‌آید؛ این گونه خدا حق و باطل را [به امور محسوس] مثل می‌زند. اما آن کف [روی سیل و روی فلز گداخته در حالی که کناری رفته] به حالتی متلاشی شده از میان می‌رود، و اما آنچه [چون آب و فلز خالص] به مردم سود می‌رساند، در زمین می‌ماند. خدا مثل‌ها را این گونه بیان می‌کند [تا مردم در همه امور حق را از باطل بشناسند.]///از آسمان آب فرستاد و هر رودخانه به اندازه خویش جارى شد، و آب روان کف بر سر آورد. و از آنچه بر آتش مى‌گدازند تا زیور و متاعى سازند نیز کفى بر سر آید. خدا براى حق و باطل چنین مثل زند. اما کف به کنارى افتد و نابود شود و آنچه براى مردم سودمند است در زمین پایدار بماند. خدا اینچنین مثل مى‌زند.///از آسمان آبى فرو فرستاد، پس دره‌ها و مسیل‌ها به وسعت خود جارى شدند، و سیلاب، کف بالا آمده‌اى برداشت، و از آنچه [از فلزات‌] بر آتش ذوب مى‌کنند تا زیور و کالایى سازند نیز مانند آن کفى است. خداوند حق و باطل را چنین مثل مى‌زند. اما کف به کنار مى‌رود، ول/// [همو که‌] از آسمان، آبى فرو فرستاد. پس رودخانه‌هایى به اندازه گنجایش خودشان روان شدند، و سیل، کفى بلند روى خود برداشت، و از آنچه براى به دست آوردن زینتى یا کالایى، در آتش مى‌گدازند هم نظیر آن کفى برمى‌آید. خداوند، حق و باطل را چنین مثل مى‌زند. اما کف، بیرون افتاده از میان مى‌رود، ولى آنچه به مردم سود مى‌رساند در زمین [باقى‌] مى‌ماند. خداوند مثلها را چنین مى‌زند.///او از آسمان آبى فروفرستاد، پس رودخانه‌ها به اندازه [ظرفیت] خویش جارى شد و سیلاب، کفى را بر خود حمل کرد. و از آنچه براى به دست آوردن زیور یا کالایى، آتش بر آن مى‌افروزند [نیز] کفى مانند کف سیلاب [حاصل شود]. این­گونه خداوند حق و باطل را [مثل] مى‌زند. پس کف به کنارى رفته [و نیست شود] و اما آنچه براى مردم مفید است، در زمین باقى مى‌ماند. خداوند این­گونه مثال‌ها مى‌زند.///خدا از آسمان آبی نازل کرد که در هر رودی به قدر وسعت و ظرفیتش سیل آب جاری شد و بر روی سیل کفی بر آمد چنانکه فلزاتی را نیز که برای تجمل و زینت (مانند طلا و نقره) یا برای اثاث و ظروف (مانند آهن و مس) در آتش ذوب کنند مثل آب کفی برآورد، خدا به مثل این (آب و فلزات و کف روی آنها) برای حق و باطل مثل می‌زند که (باطل چون) آن کف به زودی نابود می‌شود و اما (حق چون) آن آب و فلز که به خیر و منفعت مردم است در زمین درنگ می‌کند. خدا مثلها را بدین روشنی بیان می‌کند.///[همو] از آسمان آبی فرو بارید، آنگاه رودها هر یک به اندازه خویش جاری شد، و سیلاب کف فراوانی با خود آورد، و از آنچه بر آتش می‌افروزند [و می‌گدازند] که زیور یا اثاثیه به دست آورند نیز کفی همانند آن [آب‌] هست، بدین‌سان خداوند حق و باطل را [این چنین‌] مثل می‌زند، و اما کف بر باد می‌رود، و اما آنچه به مردمان سود می‌رساند، بر روی زمین باقی می‌ماند، خداوند بدین گونه مثل می‌زند///خداوند از آسمان آبی فرستاد؛ و از هر دره و رودخانه‌ای به اندازه آنها سیلابی جاری شد؛ سپس سیل بر روی خود کفی حمل کرد؛ و از آنچه (در کوره‌ها،) برای به دست آوردن زینت آلات یا وسایل زندگی، آتش روی آن روشن می‌کنند نیز کفهایی مانند آن به وجود می‌آید -خداوند، حق و باطل را چنین مثل می‌زند! - اما کفها به بیرون پرتاب می‌شوند، ولی آنچه به مردم سود می‌رساند [= آب یا فلز خالص] در زمین می‌ماند؛ خداوند اینچنین مثال می‌زند!///فرستاد از آسمان آبی پس روان گشت دره‌هائی از سیل به اندازه خود پس برداشت سیل کفی برآمده و از آنچه می‌افروزند بر آن در آتش به طلب زیوری یا کالائی کفی مانند آن بدینگونه می‌زند خدا حق و باطل را اما کف می‌رود کناری و اما آنچه سود دهد مردم را پس می‌ماند در زمین بدینگونه می‌زند خدا مثلها را///(همو) از آسمان، آبی فرود آورد. پس (به طرف) گودی‌هایی به اندازه‌ی گنجایش‌شان روان شد و پس سیل، کفی برخاسته بر خود بس بار کرد. و از آنچه برای به دست آوردن زینتی یا کالایی، در آتش می‌گذارند، همانند آن، کفی بر می‌آید. خدا حق و باطل را چنین مثل می‌زند. و اما کف، پس بی‌مهابا به هدر می‌رود، ولی‌آنچه به مردم سود می‌رساند، در زمین هم‌چنان (باقی) می‌ماند. خدا مثل‌ها را چنین می‌زند. quran_en_fa For those who respond to their Lord, are (all) good things. But those who respond not to Him,- Even if they had all that is in the heavens and on earth, and as much more, (in vain) would they offer it for ransom. For them will the reckoning be terrible: their abode will be Hell,- what a bed of misery! برای آنان که دعوت پروردگارشان را اجابت کردند، بهترین سرانجام است؛ و آنان که دعوت او را پاسخ نگفتند، اگر مالک دو برابر همه آنچه روی زمین است باشند، بی تردید آن را برای رهایی خود از عذاب خواهند داد؛ آنان را حساب سختی است، و جایگاهشان دوزخ است، و دوزخ بد بستری است.///برای آنان که دعوت پروردگارشان را اجابت کردند، بهترین سرانجام است؛ و آنان که دعوت او را پاسخ نگفتند، اگر مالک دو برابر همه آنچه روی زمین است باشند، بی تردید آن را برای رهایی خود از عذاب خواهند داد؛ آنان را حساب سختی است، و جایگاهشان دوزخ است، و دوزخ بد بستری است.///براى آنان که دعوت پروردگارشان را پذیرفتند پاداش نیکویى است. و کسانى که دعوت او را نپذیرفته‌اند، اگر هر آنچه را که بر روى زمین است و همانند آن را داشته باشند، آن را فدا دهند. آنان به سختى بازخواست خواهند شد و مکانشان جهنم است و بد جایگاهى است.///کسانى که پروردگارشان را اجابت کردند براى آنها بهترین [پاداش‌] است، و کسانى که او را اجابت نکردند، اگر همه آنچه در زمین است و همانندش از آن آنها باشد، حتما آن را براى بازخرید خویش خواهند داد. آنها را حساب بدى است و جایشان دوزخ است و بد آرامگاهى است///براى کسانى که پروردگارشان را اجابت کرده‌اند پاداش بس نیکوست. و کسانى که وى را اجابت نکرده‌اند، اگر سراسر آنچه در زمین است و مانند آن را با آن داشته باشند، قطعا آن را براى بازخرید خود خواهند داد. آنان به سختى بازخواست شوند و جایشان در دوزخ است و چه بد جایگاهى است.///براى کسانى که پروردگارشان را اجابت کردند، نیکوترین [پاداش] است. ولى کسانى که [دعوت] او را نپذیرفتند، اگر هر آنچه در زمین است و مانند آن را با آن داشته باشند، قطعا حاضرند آن را [براى خود از عذاب] تاوان بدهند. آنانند که برایشان حساب سختى است و جایگاهشان دوزخ است و چه بد جایگاهى است!///آنان که دعوت حق را اجابت کرده و به خدا ایمان آوردند بر آنها بهترین پاداش و خوش‌ترین زندگانی است، و آنان که اجابت نکردند اگر مالک همه آنچه در روی زمین است باشند هر آینه آن را فدای آسایش خود کنند (مگر از عذاب برهند و هرگز نجات نیابند)، آنها را حساب سخت و جایگاه دوزخ باشد که بسیار بد آرامگاهی است.///برای کسانی که [ندای‌] پروردگارشان را استجابت نکرده‌اند، نیکی [بهشت‌] است، و کسانی که [ندای‌] او را استجابت نکرده‌اند، اگر همه آنچه در زمین است و همانند آن، از آن ایشان باشد، آن را بدهند و بلا گردان کنند، اینانند که حسابشان سخت و سنگین است و سرا و سرانجامشان جهنم است و بد آرامگاهی است‌///برای آنها که دعوت پروردگارشان را اجابت کردند، (سرانجام و) نتیجه نیکوتر است؛ و کسانی که دعوت او را اجابت نکردند، (آنچنان در وحشت عذاب الهی فرو می‌روند، که) اگر تمام آنچه روی زمین است، و همانندش، از آن آنها باشد، همه را برای رهایی از عذاب می‌دهند! (ولی از آنها پذیرفته نخواهد شد!) برای آنها حساب بدی است؛ و جایگاهشان جهنم، و چه بد جایگاهی است!///آنان را که پذیرفتند از پروردگار خویش نکوئی است و آنان که نپذیرفتند اگر باشد ایشان را آنچه در زمین است همگی و مانند آن با آن هرآینه به جای خویش دهند آنان برای ایشان است بدی حساب و جایگاه ایشان است دوزخ و چه زشت است آن آرامیدنگاه‌///برای کسانی که پروردگارشان را اجابت کردند، نیکوترین پاداش است، و کسانی که برایش اجابت نکرده‌اند، اگر سراسر آنچه در زمین است و مانند آن را با آن داشته باشند، همواره آن را برای بازخرید خود خواهند داد. آنان به سختی بازخواست‌شونده‌ا‌ند، و پناهگاهشان دوزخ است، و چه بد پناهگاهی است. quran_en_fa Is then one who doth know that that which hath been revealed unto thee from thy Lord is the Truth, like one who is blind? It is those who are endued with understanding that receive admonition;- آیا کسی که می‌داند آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده حق است، مانند کسی است که [از نظر باطن] نابیناست؟! فقط خردمندان [بینادل] متذکر [حق] می‌شوند.///آیا کسی که می‌داند آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده حق است، مانند کسی است که [از نظر باطن] نابیناست؟! فقط خردمندان [بینادل] متذکر [حق] می‌شوند.///آیا کسى که مى‌داند آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده حق است، همانند کسى است که نابیناست؟ تنها خردمندان پند مى‌گیرند:///پس آیا کسى که مى‌داند آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده حق است، مانند آن کسى است که کور [دل‌] است؟ فقط خردمندان متذکر مى‌شوند///پس، آیا کسى که مى‌داند آنچه از جانب پروردگارت به تو نازل شده، حقیقت دارد، مانند کسى است که کوردل است؟ تنها خردمندانند که عبرت مى‌گیرند.///پس آیا کسى که مى‌داند آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده حق است، مانند کسى است که نابیناست؟ همانا تنها صاحبان خرد پند مى‌گیرند.///آیا مسلمانی که به یقین می‌داند که این قرآن به حق از جانب خدا بر تو نازل شده است با کافر نابینای جاهل یکسان است؟ تنها عاقلان متذکر این حقیقتند.///آیا کسی که می‌داند آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده است، حق است، همانند کسی است که کوردل است؟ فقط خردمندان پند می‌گیرند///آیا کسی که می‌داند آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده حق است، همانند کسی است که نابیناست؟! تنها صاحبان اندیشه متذکر می‌شوند …///آیا آنکه می‌داند که آنچه فرستاده شده است بسوی تو از پروردگارت حق است مانند آن است که او کور است جز این نیست که یادآور شوند خداوندان خردها///آیا پس، کسی که می‌داند آنچه از جانب پروردگارت، سویت نازل شده است (تنها همان تمامی) حقیقت است، مانند کسی است که کور دل است‌؟ تنها خردمندانند که (حق را) به خوبی یاد می‌کنند؛ quran_en_fa Those who fulfil the covenant of Allah and fail not in their plighted word; همان کسانی که به عهد خدا [که همانا قرآن است] وفا می‌کنند و پیمان را نمی‌شکنند.///همان کسانی که به عهد خدا [که همانا قرآن است] وفا می‌کنند و پیمان را نمی‌شکنند.///کسانى که به عهد خدا وفا مى‌کنند و خود پیمان نمى‌شکنند.///همانان که به عهد خدا وفا مى‌کنند و پیمان [خدا] را نمى‌شکنند///همانان که به پیمان خدا وفادارند و عهد [او] را نمى‌شکنند.///کسانى که به پیمان الهى وفا مى‌کنند و عهد [او را] نمى‌شکنند.///عاقلان آنهایند که به عهد خدا وفا می‌کنند و پیمان حق را نمی‌شکنند.///[همان‌] کسانی که به عهد الهی وفا می‌کنند و پیمان [او] را نمی‌شکنند///آنها که به عهد الهی وفا می‌کنند، و پیمان را نمی‌شکنند …///آنان که وفا کنند به عهد خدا و نشکنند پیمان را///کسانی که به پیمان خدا وفادارند و عهد (شان) را نمی‌شکنند؛ quran_en_fa Those who join together those things which Allah hath commanded to be joined, hold their Lord in awe, and fear the terrible reckoning; و آنچه را خدا به پیوند آن فرمان داده پیوند، می‌دهند و از [عظمت و جلال] پروردگارشان همواره در هراسند و از حساب سخت و دشوار بیم دارند.///و آنچه را خدا به پیوند آن فرمان داده پیوند، می‌دهند و از [عظمت و جلال] پروردگارشان همواره در هراسند و از حساب سخت و دشوار بیم دارند.///آنان که آنچه را خدا به پیوستن آن فرمان داده پیوند مى‌دهند و از پروردگارشان مى‌ترسند و از سختى بازخواست خداوند بیمناکند.///و کسانى که هر آنچه را خداوند به پیوستن آن فرمان داده مى‌پیوندند و از پروردگارشان مى‌ترسند و از بدى حساب بیم دارند///و آنان که آنچه را خدا به پیوستنش فرمان داده مى‌پیوندند و از پروردگارشان مى‌ترسند و از سختى حساب بیم دارند.///و کسانى که آنچه را خداوند به پیوند با آن فرمان داده، پیوند مى‌دهند و در برابر پروردگارشان [خشوع و] هراس دارند و از سختى حساب مى‌ترسند.///و هم به آنچه خدا امر به پیوند آن کرده (مانند صله رحم و محبت اهل ایمان و علم) می‌پیوندند و از خدای خود می‌ترسند و از سختی هنگام حساب می‌اندیشند.///و کسانی که هر چه خداوند به پیوند کردن آن فرمان داده است، می‌پیوندند و از پروردگارشان می‌ترسند، و از حساب سخت و سنگین می‌هراسند///و آنها که پیوندهایی را که خدا دستور به برقراری آن داده، برقرار میدارند؛ و از پروردگارشان می‌ترسند؛ و از بدی حساب (روز قیامت) بیم دارند …///و آنان که پیوند کنند آنچه را خدا فرموده است که پیوند شود و بترسند پروردگار خویش را و بترسند از زشتی حساب‌///و کسانی که آنچه را خدا به پیوستنش فرمان داده می‌پیوندند و از پروردگارشان می‌هراسند و از بدی [: سختی] حساب بیم دارند. quran_en_fa Those who patiently persevere, seeking the countenance of their Lord; Establish regular prayers; spend, out of (the gifts) We have bestowed for their sustenance, secretly and openly; and turn off Evil with good: for such there is the final attainment of the (eternal) home,- و برای به دست آوردن خشنودی پروردگارشان [در برابر گناهان و انجام وظایف و حوادث] شکیبایی ورزیدند، و نماز را بر پا داشتند، و بخشی از آنچه را روزی آنان کردیم در نهان و آشکار انفاق نمودند، و همواره با نیکی [عبادت] زشتی و پلیدی [گناه] را دفع می‌کنند [و با خوبی‌های خود نسبت به مردم، بدی‌های آنان را نسبت به خود برطرف می‌نمایند]، اینانند که فرجام نیک آن سرای، ویژه آنان است.///و برای به دست آوردن خشنودی پروردگارشان [در برابر گناهان و انجام وظایف و حوادث] شکیبایی ورزیدند، و نماز را بر پا داشتند، و بخشی از آنچه را روزی آنان کردیم در نهان و آشکار انفاق نمودند، و همواره با نیکی [عبادت] زشتی و پلیدی [گناه] را دفع می‌کنند [و با خوبی‌های خود نسبت به مردم، بدی‌های آنان را نسبت به خود برطرف می‌نمایند]، اینانند که فرجام نیک آن سرای، ویژه آنان است.///آنان که به طلب ثواب پروردگار خویش صبر پیشه کردند، و نماز گزاردند و در نهان و آشکار از آنچه به آنها روزى داده‌ایم انفاق کردند و بدى را به نیکى دفع مى‌کنند. سراى آخرت خاص آنان است.///و کسانى که براى طلب رضاى پروردگارشان صبورى کردند و نماز برپا داشتند و از آنچه روزیشان دادیم در نهان و عیان انفاق کردند، و بدى را به نیکى برطرف ساختند، نیک فرجامى سراى آخرت براى آنهاست///و کسانى که براى طلب خشنودى پروردگارشان شکیبایى کردند و نماز برپا داشتند و از آنچه روزیشان دادیم، نهان و آشکارا انفاق کردند، و بدى را با نیکى مى‌زدایند، ایشان راست فرجام خوش سراى باقى.///و کسانى که براى جلب توجه پروردگارشان صبر پیشه کرده و نماز به پا داشتند و از آنچه روزیشان کردیم، پنهانى و آشکارا انفاق کردند. و بدى را با نیکى پاک مى‌کنند. آنانند که سراى آخرت مخصوص آنهاست.///و هم در طلب رضای خدا راه صبر پیش می‌گیرند و نماز به پا می‌دارند و از آنچه نصیبشان کردیم پنهان و آشکار انفاق می‌کنند و در عوض بدیهای مردم نیکی می‌کنند، اینان هستند که عاقبت منزلگاه نیکو یابند.///و کسانی که برای نیل به خشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه کرده‌اند و نماز را برپا داشته‌اند و از هر آنچه روزیشان کرده‌ایم، پنهان و آشکارا می‌بخشند و بدی را با نیکی دفع می‌کنند، اینانند که نیک سرانجامی دارند///و آنها که بخاطر ذات (پاک) پروردگارشان شکیبایی می‌کنند؛ و نماز را برپا می‌دارند؛ و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم، در پنهان و آشکار، انفاق می‌کنند؛ و با حسنات، سیئات را از میان می‌برند؛ پایان نیک سرای دیگر، از آن آنهاست …///و آنان که شکیبائی گزیدند برای روی پروردگار خود و بپا داشتند نماز را و دادند از آنچه روزیشان دادیم نهان و آشکارا و دور کنند به خوبی بدی را آنان را است فرجام آن سرای‌///و کسانی که برای طلب خشنودی پروردگارشان شکیبایی کردند، و نماز را بر پا داشتند و از آنچه روزیشان دادیم، نهان و آشکارا انفاق کردند، و بدی را با نیکی می‌زدایند، برایشان عاقبت (خودش در) سرای آینده است. quran_en_fa Gardens of perpetual bliss: they shall enter there, as well as the righteous among their fathers, their spouses, and their offspring: and angels shall enter unto them from every gate (with the salutation): بهشت‌های جاویدی که آنان و پدران و همسران و فرزندان شایسته و درست کارشان در آن وارد می‌شوند، و فرشتگان از هر دری بر آنان درآیند.///بهشت‌های جاویدی که آنان و پدران و همسران و فرزندان شایسته و درست کارشان در آن وارد می‌شوند، و فرشتگان از هر دری بر آنان درآیند.///بهشتهاى جاویدان؛ آنها و هر که نیکوکار بوده است، از پدران و همسران و فرزندانشان، بدان داخل شوند و فرشتگان از هر در به نزدشان آیند.///بهشت‌هاى جاودانى که آنها با پدران و همسران و فرزندانشان که درستکارند در آن داخل مى‌شوند، و فرشتگان از هر درى بر آنها وارد مى‌شوند/// [همان‌] بهشتهاى عدن که آنان با پدرانشان و همسرانشان و فرزندانشان که درستکارند در آن داخل مى‌شوند، و فرشتگان از هر درى بر آنان درمى‌آیند.///باغ‌های جاودانى که آنان و هر کس از پدران و همسران و فرزندانشان که صالح بوده‌اند، بدان داخل مى‌شوند. و فرشتگان از هر درى بر آنان وارد مى‌شوند.///که آن منزل بهشتهای عدن است که در آن بهشتها خود و همه پدران و زنان و فرزندان شایسته آنها داخل می‌شوند در حالی که فرشتگان بر (تهنیت) آنها از هر در وارد می‌گردند.///[از] بهشتهای عدن [برخوردارند] که هم خودشان و هم کسانی از پدران [و مادران‌] و همسران و زاد و رودشان که نیکوکارند، وارد آن می‌شوند، و فرشتگان از هر دری بر آنان وارد می‌شوند///(همان) باغهای جاویدان بهشتی که وارد آن می‌شوند؛ و همچنین پدران و همسران و فرزندان صالح آنها؛ و فرشتگان از هر دری بر آنان وارد می‌گردند …///بهشتهای جاودان درآیند در آنها خود و آنان که شایسته شدند از پدرانشان و همسرانشان و فرزندانشان و فرشتگان درآیند بر ایشان از هر دری‌///باغ‌های جاودان که آنان با شایستگان - از پدرانشان و همسرانشان - در آنها داخل می‌شوند و فرشتگان از هر دری بر آنان در می‌آیند، quran_en_fa "Peace unto you for that ye persevered in patience! Now how excellent is the final home!" [و به آنان گویند:] سلام بر شما به پاس استقامت و صبرتان [در برابر عبادت، معصیت و مصیبت] پس نیکوست فرجام این سرای.///[و به آنان گویند:] سلام بر شما به پاس استقامت و صبرتان [در برابر عبادت، معصیت و مصیبت] پس نیکوست فرجام این سرای.///سلام بر شما به خاطر آن همه شکیبایى که ورزیده‌اید. سراى آخرت چه سرایى نیکوست.///[و مى‌گویند:] سلام بر شما به خاطر صبرتان. پس چه نیک است فرجام آن سراى/// [و به آنان مى‌گویند:] «درود بر شما به [پاداش‌] آنچه صبر کردید. راستى چه نیکوست فرجام آن سراى!»///[و مى‌گویند:] «درود بر شما به خاطر استقامتى که کردید! پس چه نیکوست سراى آخرت!»///(و می‌گویند) سلام و تحیت بر شما باد که صبر پیشه کردید، و بس نیک است سرانجام این سرای.///[و می‌گویند] سلام بر شما به خاطر صبری که ورزیدید، چه نیکوست این نیک سرانجامی‌///(و به آنان می‌گویند:) سلام بر شما بخاطر صبر و استقامتتان! چه نیکوست سرانجام آن سرا (ی جاویدان)!///سلام بر شما بدانچه صبر نمودید چه خوب است فرجام آن سرای‌///(و به آنان می‌گویند:) «درود بر شما، به (پاداش) آنچه صبر کردید.» پس چه نکوست عاقبت (آن) سرای. quran_en_fa But those who break the Covenant of Allah, after having plighted their word thereto, and cut asunder those things which Allah has commanded to be joined, and work mischief in the land;- on them is the curse; for them is the terrible home! و کسانی که عهد خدا را پس از استوار کردنش می‌شکنند، و پیوندهایی را که خدا به برقراری آن فرمان داده می‌گسلند، و در زمین فساد می‌کنند، لعنت و فرجام بد و دشوار آن سرای برای آنان است.///و کسانی که عهد خدا را پس از استوار کردنش می‌شکنند، و پیوندهایی را که خدا به برقراری آن فرمان داده می‌گسلند، و در زمین فساد می‌کنند، لعنت و فرجام بد و دشوار آن سرای برای آنان است.///و آنان که پیمان خدا را پس از استوارکردنش مى‌شکنند و آنچه را که خدا به پیوستن آن فرمان داده مى‌گسلند و در زمین فساد مى‌کنند، لعنت بر آنهاست و بدیهاى آن جهان نصیبشان.///و کسانى که پیمان خدا را پس از تحکیم آن مى‌شکنند، و آنچه را خدا به پیوستن آن فرمان داده مى‌گسلند و در زمین فساد مى‌کنند، آنها برایشان لعنت است و آنان راست بد فرجامى سراى آخرت///و کسانى که پیمان خدا را پس از بستن آن مى‌شکنند و آنچه را خدا به پیوستن آن فرمان داده مى‌گسلند و در زمین فساد مى‌کنند، بر ایشان لعنت است و بد فرجامى آن سراى ایشان راست.///ولی کسانى که پیمان خدا را پس از محکم­بستن، مى‌شکنند و آنچه را خداوند به پیوند آن فرمان داده، قطع مى‌کنند و در زمین فساد مى‌نمایند، آنانند که برایشان لعنت است و برایشان بدمنزلى است!///و آنان که پس از پیمان بستن (با خدا و رسول) عهد خدا را می‌شکنند و هم از آنچه خدا امر به پیوند آن کرده پاک می‌گسلند و در روی زمین فساد و فتنه بر می‌انگیزند اینان را لعن (خدا) و منزلگاه عذاب سخت دوزخ نصیب است.///و کسانی که عهد الهی را پس از بستنش می‌شکنند، و هر چه خداوند به پیوند کردن آن فرمان داده است، می‌گسلند، و در زمین فتنه و فساد می‌کنند، اینانند که لعنت و بدفرجامی دارند///آنها که عهد الهی را پس از محکم کردن می‌شکنند، و پیوندهایی را که خدا دستور به برقراری آن داده قطع می‌کنند، و در روی زمین فساد می‌نمایند، لعنت برای آنهاست؛ و بدی (و مجازات) سرای آخرت!///و آنان که می‌شکنند پیمان خدا را پس از بستنش و می‌برند آنچه را خدا فرمود که پیوند شود و تبهکاری کنند در زمین آنان را است لعنت و برای ایشان است بدی آن سرای‌///و کسانی که پیمان خدا را پس از بستن آن می‌شکنند، و آنچه را خدا به پیوستن آن فرمان داده می‌گسلند و در زمین افساد می‌کنند، برایشان لعنت بزرگ است، و بدی (عادلانه‌ی) آن سرا ایشان را (سزا) ست. quran_en_fa Allah doth enlarge, or grant by (strict) measure, the sustenance (which He giveth) to whomso He pleaseth. (The wordly) rejoice in the life of this world: But the life of this world is but little comfort in the Hereafter. خدا روزی را برای هر کس که بخواهد، وسعت می‌دهد و برای هر کس که بخواهد، تنگ می‌گیرد. و [آنان که از حیات جاوید و پرنعمت آخرت بی خبرند] به زندگی زودگذر دنیا شادمان شدند، در حالی که زندگی دنیا در برابر آخرت جز متاعی اندک و ناچیز نیست.///خدا روزی را برای هر کس که بخواهد، وسعت می‌دهد و برای هر کس که بخواهد، تنگ می‌گیرد. و [آنان که از حیات جاوید و پرنعمت آخرت بی خبرند] به زندگی زودگذر دنیا شادمان شدند، در حالی که زندگی دنیا در برابر آخرت جز متاعی اندک و ناچیز نیست.///خدا هر که را خواهد روزى بسیار دهد یا روزى اندک. و مردم به زندگى دنیا خشنودند، حال آنکه زندگى دنیا در برابر زندگى آخرت جز اندک متاعى نیست.///خداوند روزى را براى هر که بخواهد وسعت مى‌دهد یا تنگ مى‌کند، و آنها به زندگى دنیا سرمست شدند، در حالى که زندگى دنیا در برابر آخرت جز متاعى اندک نیست///خدا روزى را براى هر که بخواهد گشاده یا تنگ مى‌گرداند، و [لى آنان‌] به زندگى دنیا شاد شده‌اند، و زندگى دنیا در [برابر] آخرت جز بهره‌اى [ناچیز] نیست.///خداوند براى هر که بخواهد، روزى را گسترش مى‌دهد و [برای هر که بخواهد] تنگ مى‌گرداند. و [مردم] به زندگى دنیا دل­خوشند، در حالى که زندگى دنیا در [برابر زندگى] آخرت، جز یک کامیابى [موقت و اندک] نیست.///خدا هر که را خواهد فراخ روزی و هر که را خواهد تنگ روزی می‌گرداند، و (این مردم کافر) به زندگانی و متاع دنیا دلشادند در صورتی که دنیا در قبال آخرت متاعی (موقت و ناقابل) بیش نیست.///خداوند روزی [خویش‌] را بر هرکس که بخواهد گشایش می‌دهد یا تنگ و فروبسته می‌دارد، و [بعضی‌] به زندگانی دنیا سرمست شده‌اند، و زندگانی دنیا در جنب آخرت، جز بهره‌ای ناچیز نیست‌///خدا روزی را برای هر کس بخواهد (و شایسته بداند) وسیع، برای هر کس بخواهد (و مصلحت بداند،) تنگ قرارمی‌دهد؛ ولی آنها [= کافران‌] به زندگی دنیا، شاد (و خوشحال) شدند؛ در حالی که زندگی دنیا در برابر آخرت، متاع ناچیزی است!///همانا خدا فراخ گرداند روزی را برای هر که خواهد و تنگ گرداند و خرسند شدند به زندگی دنیا حالی که نیست زندگانی دنیا در آخرت مگر بهره‌ای‌///خدا روزی را برای هر که بخواهد گشاده و (یا) تنگ می‌گرداند. و (اما) آنان به زندگی دنیا شاد شدند، و زندگی دنیا در (برابر) آخرت جز بهره‌گیری و متاعی در آخرت نیست. quran_en_fa The Unbelievers say: "Why is not a sign sent down to him from his Lord?" Say: "Truly Allah leaveth, to stray, whom He will; But He guideth to Himself those who turn to Him in penitence,- کافران می‌گویند: چرا معجزه‌ای [غیر قرآن] از سوی پروردگارش بر او نازل نشده؟ بگو: مسلما خدا هر کس را بخواهد [پس از اتمام حجت] گمراه می‌کند و هر کس را که به سوی او بازگردد، هدایت می‌نماید.///کافران می‌گویند: چرا معجزه‌ای [غیر قرآن] از سوی پروردگارش بر او نازل نشده؟ بگو: مسلما خدا هر کس را بخواهد [پس از اتمام حجت] گمراه می‌کند و هر کس را که به سوی او بازگردد، هدایت می‌نماید.///کافران مى‌گویند: چرا از جانب پروردگارش معجزه‌اى بر او نازل نمى‌شود؟ بگو: خدا هر که را بخواهد گمراه مى‌کند. و هر که را به درگاه او روى کند، هدایت مى‌کند:///و کسانى که کافر شدند مى‌گویند: چرا از جانب پروردگارش معجزه‌اى بر او نازل نشد؟ بگو: خداست که هر که را بخواهد بى‌راه مى‌گذارد و هر که را توبه کند و باز گردد، به سوى خویش هدایت مى‌کند///و کسانى که کافر شده‌اند مى‌گویند: «چرا از جانب پروردگارش معجزه‌اى بر او نازل نشده است؟» بگو: «در حقیقت خداست که هر کس را بخواهد بى‌راه مى‌گذارد و هر کس را که [به سوى او] بازگردد، به سوى خود راه مى‌نماید.»///کافران مى‌گویند: چرا از طرف پروردگارش معجزه‌اى [به دلخواه ما] بر او نازل نشده است؟» بگو: «خداوند هر که را بخواهد، [به حال خود رها و] گمراه مى‌کند و هر کس را که به سوى او رو کرده و توبه نماید، به سوى خویش هدایت مى‌نماید.»///و کافران (مکه) می‌گویند: چرا آیت و حجت قاطعی از خدا بر (اثبات نبوت) او نازل نشد؟ تو به آنها بگو که (حجت قاطعی مانند قرآن و معجزات دیگر آمد اکنون) خدا هر که را خواهد گمراه و هر که را که به درگاه او تضرع و انابه کند هدایت می‌کند.///و کافران گویند چرا از سوی پروردگارش معجزه‌ای بر او نازل نمی‌شود؟ بگو خداوند هر کس را که بخواهد بیراه وامی‌گذارد، و هر کس را که رو به او آورده باشد، به سوی خویش به راه می‌برد///کسانی که کافر شدند می‌گویند: «چرا آیه (و معجزه) ای از پروردگارش بر او نازل نشده است؟!» بگو: «خداوند هر کس را بخواهد گمراه، و هر کس را که بازگردد، به سوی خودش هدایت می‌کند! (کمبودی در معجزه‌ها نیست؛ لجاجت آنها مانع است!)»///و گویند آنان که کفر ورزیدند چرا فرود نیاید بر او آیتی از پروردگارش بگو همانا خدا گمراه کند هر که را خواهد و هدایت کند بسوی خود هر که را بازگشت (یا زاری کند)///و کسانی که کفر ورزیدند گویند: «چرا از جانب پروردگارش (هیچ) نشانه‌ای بر او نازل نشده است‌؟» بگو: «در حقیقت خداست که هر کس را بخواهد بی‌راه می‌گذارد. و آن کس را که پیاپی فرا رویش روان بوده، سوی خود راه می‌نماید.» quran_en_fa "Those who believe, and whose hearts find satisfaction in the remembrance of Allah: for without doubt in the remembrance of Allah do hearts find satisfaction. [بازگشتگان به سوی خدا] کسانی [هستند] که ایمان آوردند و دل هایشان به یاد خدا آرام می‌گیرد، آگاه باشید! دل‌ها فقط به یاد خدا آرام می‌گیرد.///[بازگشتگان به سوی خدا] کسانی [هستند] که ایمان آوردند و دل هایشان به یاد خدا آرام می‌گیرد، آگاه باشید! دل‌ها فقط به یاد خدا آرام می‌گیرد.///آنان که ایمان آورده‌اند و دلهایشان به یاد خدا آرامش مى‌یابد. آگاه باشید که دلها به یاد خدا آرامش مى‌یابد.///همانان که ایمان آوردند و دل‌هایشان به یاد خدا آرام مى‌گیرد. آگاه باش که با یاد خدا دل‌ها آرام گیرد///همان کسانى که ایمان آورده‌اند و دلهایشان به یاد خدا آرام مى‌گیرد. آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مى‌یابد.///کسانى که ایمان آورده‌اند و دل‌هایشان به یاد خدا آرام مى‌گیرد. بدانید که تنها با یاد خدا دل‌ها آرام مى‌گیرد.///آنها که به خدا ایمان آورده و دلهاشان به یاد خدا آرام می‌گیرد، آگاه شوید که تنها یاد خدا آرام‌بخش دلهاست.///[همان‌] کسانی که ایمان آورده‌اند و دلهایشان به یاد خدا آرام می‌گیرد، بدانید که با یاد خداست که دلها آرام می‌گیرد///آنها کسانی هستند که ایمان آورده‌اند، و دلهایشان به یاد خدا مطمئن (و آرام) است؛ آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش می‌یابد!///آنان که ایمان آوردند آرام گیرد دلهای ایشان به یاد خدا همانا به یاد خدا آرام گیرد دلها///(همان) کسانی که ایمان آورده‌اند و دل‌هایشان به یاد خدا آرام می‌گیرد. هشدار که با یاد خدا دل‌ها آرامش می‌یابد. quran_en_fa "For those who believe and work righteousness, is (every) blessedness, and a beautiful place of (final) return." کسانی که ایمان آوردند، و کارهای شایسته انجام دادند، برای آنان زندگی خوش و با سعادت و بازگشتی نیک است.///کسانی که ایمان آوردند، و کارهای شایسته انجام دادند، برای آنان زندگی خوش و با سعادت و بازگشتی نیک است.///زندگى خوش و بازگشتنگاه نیکو از آن کسانى است که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند.///کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند، پاکیزه‌ترین [زندگى‌] و سر انجام نیکو براى آنهاست///کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، خوشا به حالشان، و خوش سرانجامى دارند.///کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‌اند، خوشا به حالشان. و سرانجام نیکویى دارند!///آنان که به خدا ایمان آورده و به کار نیکو پرداختند خوشا بر احوال آنها، و بازگشت و مقام نیکو آنها راست.///کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، خوشا بر ایشان و نیک سرانجامی دارند///آنها که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، پاکیزه‌ترین (زندگی) نصیبشان است؛ و بهترین سرانجامها!///آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند خوشی باد برای ایشان و نیکی بازگشتگاه‌///کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته (ی ایمان) کرده‌اند، شادکامی و سرانجام خوشی برای آنان است. quran_en_fa Thus have we sent thee amongst a People before whom (long since) have (other) Peoples (gone and) passed away; in order that thou mightest rehearse unto them what We send down unto thee by inspiration; yet do they reject (Him), the Most Gracious! Say: "He is my Lord! There is no god but He! On Him is my trust, and to Him do I turn!" آن گونه [که رسولان گذشته را ارسال کردیم] تو را در میان امتی که پیش از آن، امت هایی روزگار به پایان بردند، فرستادیم، تا آنچه را به تو وحی کردیم بر آنان بخوانی، در حالی که آنان [با روی گرداندن از وحی] به [خدای] رحمان کفر می‌ورزند. بگو: او پروردگار من است، معبودی جز او نیست، فقط بر او توکل کردم و بازگشتم فقط به سوی اوست.///آن گونه [که رسولان گذشته را ارسال کردیم] تو را در میان امتی که پیش از آن، امت هایی روزگار به پایان بردند، فرستادیم، تا آنچه را به تو وحی کردیم بر آنان بخوانی، در حالی که آنان [با روی گرداندن از وحی] به [خدای] رحمان کفر می‌ورزند. بگو: او پروردگار من است، معبودی جز او نیست، فقط بر او توکل کردم و بازگشتم فقط به سوی اوست.///همچنین تو را به میان امتى که پیش از آنها امتهاى دیگر بوده‌اند، به رسالت فرستاده‌ایم تا آنچه را که بر تو وحى کرده‌ایم بر ایشان تلاوت کنى و آنها به رحمان کافر مى‌شوند. بگو: او پروردگار من است. خدایى جز او نیست. بر او توکل کرده‌ام و توبه من به درگاه اوست.///بدین گونه تو را در میان امتى فرستادیم که پیش از آن امت‌هایى گذشته‌اند، تا آنچه را به تو وحى کرده‌ایم بر آنها بخوانى، در حالى که آنها به خداى رحمان کافر مى‌شوند. بگو: او پروردگار من است. معبودى جز او نیست. بر او توکل کرده‌ام و رویکرد من به سوى اوست///بدین گونه تو را در میان امتى که پیش از آن، امتهایى روزگار به سر بردند، فرستادیم تا آنچه را به تو وحى کردیم بر آنان بخوانى، در حالى که آنان به [خداى‌] رحمان کفر مى‌ورزند. بگو: «اوست پروردگار من. معبودى بجز او نیست. بر او توکل کرده‌ام و بازگشت من به سوى اوست.»///این چنین ما تو را در میان امتى که پیش از آن امت‌هاى دیگرى [آمده و] رفته‌اند، به رسالت فرستادیم، تا آنچه را به سوى تو وحى کرده‌ایم، بر آنان تلاوت کنى. در حالى که آنان به خداى رحمان کفر مى‌ورزند. بگو: «او پروردگار من است. معبودى جز او نیست. تنها بر او توکل کرده‌ام و بازگشت من به سوى اوست.»///ما تو را میان خلقی به رسالت فرستادیم که پیش از این هم (پیغمبران و) امت‌های دیگر به جایشان بوده و در گذشتند (امر تازه‌ای نیست که تو را به رسالت فرستادیم) تا بر آنها آنچه از ما به وحی بر تو رسد تلاوت کنی در حالی که آنها به خدای مهربان کافر می‌شوند، بگو: او خدای من است و جز او خدایی نیست، من بر او توکل کرده‌ام و روی امیدم همه به سوی اوست.///بدین‌سان تو را به میان امتی فرستادیم که پیش از آنها امتهایی آمده [و رفته‌] بودند، تا آنچه بر تو وحی کرده‌ایم، بر آنان بخوانی، و حال آنکه آنان به خدای رحمان کفر و انکار می‌ورزند، بگو او پروردگار من است [و] خدایی جز او نیست، بر او توکل کرده‌ام و بازگشت من به سوی اوست‌///همان گونه (که پیامبران پیشین را مبعوث کردیم،) تو را به میان امتی فرستادیم که پیش از آنها امتهای دیگری آمدند و رفتند، تا آنچه را به تو وحی نموده‌ایم بر آنان بخوانی، در حالی که به رحمان [= خداوندی که رحمتش همگان را فراگرفته‌] کفر می‌ورزند؛ بگو: «او پروردگار من است! معبودی جز او نیست! بر او توکل کردم؛ و بازگشتم بسوی اوست!»///بدینسان فرستادیمت در امتی که بگذشته است پیش از آن امتهائی تا بخوانی بر ایشان آنچه را وحی فرستادیم بسوی تو حالی که کفر می‌ورزند به خدای مهربان بگو او است پروردگار من نیست خدائی جز او بر او توکل کردم و بسوی او است بازگشتم‌///این‌گونه تو را در میان امتی - که پیش از آن، امت‌هایی همواره روزگارانی به سر بردند - فرستادیم، تا آنچه را به تو وحی کردیم بر آنان بخوانی، در حالی که ایشان به (خدای) رحمان کفر می‌ورزند. بگو: «اوست پروردگارم (و) معبودی جز او نیست. تنها بر او توکل می‌کنم و بازگشتم تنها سوی اوست.» quran_en_fa If there were a Qur'an with which mountains were moved, or the earth were cloven asunder, or the dead were made to speak, (this would be the one!) But, truly, the command is with Allah in all things! Do not the Believers know, that, had Allah (so) willed, He could have guided all mankind (to the right)? But the Unbelievers,- never will disaster cease to seize them for their (ill) deeds, or to settle close to their homes, until the promise of Allah come to pass, for, verily, Allah will not fail in His promise. و اگر قرآنی بود که به وسیله آن کوه‌ها به حرکت می‌آمدند، یا زمین پاره پاره می‌گشت، یا به وسیله آن با مردگان سخن گفته می‌شد [باز هم این کافران لجوج، ایمان نمی‌آورند، زیرا وقتی با مشاهده قرآن که بزرگ‌ترین معجزه است ایمان نیاورند با مشاهده هیچ معجزه‌ای ایمان نمی‌آورند! کار هدایت و ایمان اینان ارتباطی به معجزه ندارد] بلکه همه کارها فقط در اختیار خداست. پس آیا آنان که ایمان آورده‌اند، ندانسته‌اند که اگر خدا می‌خواست همه مردم را [از روی اجبار] هدایت می‌کرد؟! [ولی هدایت اجباری فاقد ارزش است] و همواره به کافران به کیفر آنچه که انجام دادند، حادثه‌ای کوبنده و بسیار سخت می‌رسد یا حادثه نزدیک خانه هایشان فرود می‌آید [که شهر و دیارشان و اطرافش را ناامن می‌کند] تا وعده [قطعی و نهایی] خدا [که شکست کامل کافران و عذاب آخرت است] فرا رسد؛ بی تردید خدا خلف وعده نمی‌کند.///و اگر قرآنی بود که به وسیله آن کوه‌ها به حرکت می‌آمدند، یا زمین پاره پاره می‌گشت، یا به وسیله آن با مردگان سخن گفته می‌شد [باز هم این کافران لجوج، ایمان نمی‌آورند، زیرا وقتی با مشاهده قرآن که بزرگ‌ترین معجزه است ایمان نیاورند با مشاهده هیچ معجزه‌ای ایمان نمی‌آورند! کار هدایت و ایمان اینان ارتباطی به معجزه ندارد] بلکه همه کارها فقط در اختیار خداست. پس آیا آنان که ایمان آورده‌اند، ندانسته‌اند که اگر خدا می‌خواست همه مردم را [از روی اجبار] هدایت می‌کرد؟! [ولی هدایت اجباری فاقد ارزش است] و همواره به کافران به کیفر آنچه که انجام دادند، حادثه‌ای کوبنده و بسیار سخت می‌رسد یا حادثه نزدیک خانه هایشان فرود می‌آید [که شهر و دیارشان و اطرافش را ناامن می‌کند] تا وعده [قطعی و نهایی] خدا [که شکست کامل کافران و عذاب آخرت است] فرا رسد؛ بی تردید خدا خلف وعده نمی‌کند.///اگر قرآنى توانست بود که کوه‌ها بدان به جنبش آیند یا زمین پاره‌پاره شود یا مردگان را به سخن آرد، جز این قرآن نمى‌بود، که همه کارها از آن خداست. آیا مؤمنان هنوز ندانسته‌اند که اگر خدا مى‌خواست همه مردم را هدایت مى‌کرد؟ و کافران را پیوسته به سبب اعمالشان حادثه‌اى رسد یا آن حادثه در نزدیکى خانه‌هایشان فرود آید تا آنگاه که وعده خدا فراز آید، زیرا خدا خلف وعده نمى‌کند.///و اگر قرآنى بود که کوه‌ها بدان به راه مى‌افتادند یا زمین بدان تکه تکه مى‌گردید یا مردگان با آن به سخن مى‌آمدند [باز ایمان نمى‌آوردند]، بلکه رشته همه کارها به دست خداست. آیا کسانى که ایمان آورده‌اند [از ایمان اینان‌] مأیوس نشده [و ندانسته‌] اند که اگ///و اگر قرآنى بود که کوهها بدان روان مى‌شد، یا زمین بدان قطعه قطعه مى‌گردید، یا مردگان بدان به سخن درمى‌آمدند [باز هم در آنان اثر نمى‌کرد.] نه چنین است، بلکه همه امور بستگى به خدا دارد. آیا کسانى که ایمان آورده‌اند، ندانسته‌اند که اگر خدا مى‌خواست قطعا تمام مردم را به راه مى‌آورد؟ و کسانى که کافر شده‌اند پیوسته به [سزاى‌] آنچه کرده‌اند مصیبت کوبنده‌اى به آنان مى‌رسد یا نزدیک خانه‌هایشان فرود مى‌آید، تا وعده خدا فرا رسد. آرى، خدا وعده [خود را] خلاف نمى‌کند.///و اگر به واسطه قرآن کوه‌ها به حرکت درآیند، یا زمین قطعه قطعه شود، یا مردگان به سخن آیند، [باز کافران ایمان نمى‌آورند،] بلکه تمام امور به دست خداست. آیا مؤمنان [از این سنگدلان] مأیوس نشده‌اند [و نمى‌دانند] که اگر خدا مى‌خواست، قطعا [با قهر و اجبار،] همه مردم را به راه مى‌آورد؟ و پیوسته به کسانى که کفر ورزیدند، به سزاى کارهایى که کرده‌اند، مصیبت کوبنده‌اى مى‌رسد، یا آن مصیبت به نزدیک خانه آنان فرود مى‌آید [تا هر لحظه‌ی زندگى همراه با دغدغه باشند و این دلهره همچنان ادامه دارد] تا آن­گاه که وعده‌ی الهى فرارسد. البته خداوند وعده‌اى که داده، خلاف نمى‌کند.///و اگر قرآنی بود که با (اعجاز بیان) آن کوهها به رفتار می‌آمد و زمین از هم می‌شکافت و با مردگان سخن گفته می‌شد (همین قرآن با عظمت است که با وجود آن باز ایمان نمی‌آورند). بلکه فرمان همه عالم با خداست (هر چه خواهد به مشیت ازلی می‌کند) آیا مؤمنان هنوز ندانسته‌اند که خدا اگر بخواهد همه مردم را (به الزام و جبر) هدایت می‌کند؟ و (این نه مصلحت است زیرا باید) کافران پیوسته از کردار زشتشان به کیفر و سرکوبی رسند یا مصیبتی نزدیک دیار آنها فرود آید تا آن‌گاه که (در محشر هم) وعده خدا (بر هلاک آنها) فرا رسد، که خدا خلاف وعده نخواهد کرد.///و اگر قرآنی بود که کوهها از [هیبت‌] آن به حرکت در می‌آمد و زمین می‌شکافت، یا مردگان با آن به سخن درمی‌آمدند [همین قرآن بود، و باز ایمان نمی‌آوردند]، آری سررشته کارها همه به دست خداست، آیا کسانی که ایمان آورده‌اند نمی‌دانند که اگر خداوند می‌خواست همه مردم را هدایت می‌کرد، و به کافران همواره به خاطر کار و کردارشان عقوبتی هایل می‌رسد، یا به زودی به خانه [شهر] آنان [فاتحانه‌] وارد شوی، تا آنکه وعده الهی فرارسد، که خداوند خلف وعده نمی‌کند///اگر بوسیله قرآن، کوه‌ها به حرکت درآیند یا زمینها قطعه قطعه شوند، یا بوسیله آن با مردگان سخن گفته شود، (باز هم ایمان نخواهند آورد!) ولی همه کارها در اختیار خداست! آیا آنها که ایمان آورده‌اند نمی‌دانند که اگر خدا بخواهد همه مردم را (به اجبار) هدایت می‌کند (اما هدایت اجباری سودی ندارد)! و پیوسته بلاهای کوبنده‌ای بر کافران بخاطر اعمالشان وارد می‌شود، و یا بنزدیکی خانه آنها فرود می‌آید، تا وعده (نهایی) خدا فرا رسد؛ به یقین خداوند در وعد؛ خود تخلف نمی‌کند!///و اگر می‌بود قرآنی که روان می‌شدند بدان کوه‌ها یا پاشیده می‌شد بدان زمین یا سخن گفته می‌شدند بدان مردگان بلکه خدای را است کار همگی پس آیا نومید نشدند آنان که ایمان آوردند که اگر می‌خواست خدا هرآینه هدایت می‌کرد مردم را همگی و پیوسته آنان را که کفر ورزیدند می‌رسد بدانچه ساختند سرکوبی (کوبنده‌ای) یا فرود می‌آید نزدیکی خانه ایشان تا برسد وعده خدا همانا خدا خلف نمی‌کند میعاد را///و اگر به راستی قرآنی بود که کوه‌ها بدان بس روان می‌شدند، یا زمین بدان همی قطعه قطعه می‌گردید، یا مردگان بدان به سخن در می‌آمدند (باز هم در آنان اثر نمی‌کرد). بلکه همه‌ی امور تنها برای خداست. پس آیا کسانی که ایمان آوردند، مأیوس نشدند که اگر خدا می‌خواست همواره همه‌ی مردمان را به راه می‌آورد؟ و کسانی که کافر شدند پیوسته به (سزای) آنچه کردند (مصیبت) کوبنده‌ای آنان را دررسد، یا نزدیک خانه‌هایشان نفوذ کند، تا وعده‌ی خدا فرارسد. خدا هرگز وعده (ی خود) را خلاف نمی‌کند. quran_en_fa Mocked were (many) messengers before thee: but I granted respite to the unbelievers, and finally I punished them: Then how (terrible) was my requital! [فقط تو را مسخره نمی‌کنند] قطعا پیامبرانی که پیش از تو بودند، مسخره شدند. پس به کافران مهلت دادم، سپس آنان را [به کیفر سخت] گرفتم، پس [یافتی که] مجازات و عذاب [من] چگونه بود؟ ….///[فقط تو را مسخره نمی‌کنند] قطعا پیامبرانی که پیش از تو بودند، مسخره شدند. پس به کافران مهلت دادم، سپس آنان را [به کیفر سخت] گرفتم، پس [یافتی که] مجازات و عذاب [من] چگونه بود؟ ….///پیامبرانى هم که پیش از تو بودند به استهزا گرفته شدند. من به کافران مهلت دادم، آنگاه همه را فرو گرفتم و آن عقوبت من چه سخت بود.///و بى‌گمان فرستادگان پیش از تو نیز مسخره شدند، پس به کسانى که کافر شدند مهلت دادم، آن‌گاه آنها را عقوبت کردم پس [بنگر که‌] عقوبت من چگونه بود///و بى‌گمان، فرستادگان پیش از تو [نیز] مسخره شدند. پس به کسانى که کافر شده بودند مهلت دادم، آنگاه آنان را [به کیفر] گرفتم. پس چگونه بود کیفر من؟///و همانا پیامبرانى پیش از تو به استهزاء گرفته شدند، اما من به کسانى که کفر ورزیدند، مهلت دادم. سپس آنان را [به قهر خود] گرفتم، پس [بنگر] کیفر من چگونه بود؟///و مردم به رسولان پیش از تو هم استهزاء بسیار کردند من هم به کافران فرصت دادم آن گاه ایشان را به عقوبت گرفته و با چه عقاب سخت به کیفر رسانیدم.///و به راستی پیامبرانی که پیش از تو بودند ریشخند شدند، آنگاه به کافران مهلت دادم، سپس آنان را فرو گرفتم، [بنگر که‌] عقوبت من چگونه بوده است‌///(تنها تو را استهزا نکردند،) پیامبران پیش از تو را نیز مورد استهزا قرار دادند؛ من به کافران مهلت دادم؛ سپس آنها را گرفتم؛ دیدی مجازات من چگونه بود؟!///و همانا استهزاء شد به فرستادگانی پیش از تو پس مهلت دادم آنان را که کفر ورزیدند سپس گرفتم ایشان را پس چگونه بود مرا عقاب‌///و بی‌گمان، فرستادگانی پیش از تو بی‌امان مسخره شدند. پس برای کسانی که کافر شدند مهلت دادم. سپس آنان را (به کفرشان) برگرفتم. پس چگونه بود پیگیری‌ام‌؟ quran_en_fa Is then He who standeth over every soul (and knoweth) all that it doth, (like any others)? And yet they ascribe partners to Allah. Say: "But name them! is it that ye will inform Him of something he knoweth not on earth, or is it (just) a show of words?" Nay! to those who believe not, their pretence seems pleasing, but they are kept back (thereby) from the path. And those whom Allah leaves to stray, no one can guide. آیا کسی که بر همه نفوس [جهانیان] با آنچه به دست آورده‌اند، مسلط و حاکم و نگهبان است [و همه تحولات وجود آنان را تا رساندنشان به سر منزل مقصود در اختیار دارد، مانند کسی است که مطلقا این صفات را ندارد؟] ولی آنان [از روی جهل و نادانی] برای خدا شریکانی قرار داده‌اند! بگو: [ویژگی‌های] آن شریکان را نام ببرید [تا روشن شود که آیا شایسته شریک قرار دادن برای خدا هستند؟!] آیا خدا را از چیزی در روی زمین که آنها را شریک خود نمی‌شناسد، خبر می‌دهید؟ یا سخنی ظاهر و پوچ و بی منطق است [که بر زبان خود می‌رانید؟!] بلکه برای کافران نیرنگ و دروغشان آراسته شده، و از راه خدا بازداشته شده‌اند [تا آنجا که موجودات بی ارزش و بی اثر را شریکان حق پنداشته‌اند]؛ و هر که را خدا [به سبب از دست دادن لیاقتش] گمراه کند، او را هیچ هدایت کننده‌ای نخواهد بود. ….///آیا کسی که بر همه نفوس [جهانیان] با آنچه به دست آورده‌اند، مسلط و حاکم و نگهبان است [و همه تحولات وجود آنان را تا رساندنشان به سر منزل مقصود در اختیار دارد، مانند کسی است که مطلقا این صفات را ندارد؟] ولی آنان [از روی جهل و نادانی] برای خدا شریکانی قرار داده‌اند! بگو: [ویژگی‌های] آن شریکان را نام ببرید [تا روشن شود که آیا شایسته شریک قرار دادن برای خدا هستند؟!] آیا خدا را از چیزی در روی زمین که آنها را شریک خود نمی‌شناسد، خبر می‌دهید؟ یا سخنی ظاهر و پوچ و بی منطق است [که بر زبان خود می‌رانید؟!] بلکه برای کافران نیرنگ و دروغشان آراسته شده، و از راه خدا بازداشته شده‌اند [تا آنجا که موجودات بی ارزش و بی اثر را شریکان حق پنداشته‌اند]؛ و هر که را خدا [به سبب از دست دادن لیاقتش] گمراه کند، او را هیچ هدایت کننده‌ای نخواهد بود. ….///آیا آن که بر همه مردم و اعمالشان ناظر است، همانند بتان است؟ براى خدا شریکانى قائل شدند. بگو: آنها را نام ببرید. شاید مى‌خواهید او را از چیزى در روى زمین آگاه کنید که نمى‌داند، یا سخنان بیهوده مى‌گویند؟ در نظر کافران مکرشان آراسته آمد و از راه راست به در شدند. و هر که را خدا گمراه کند هیچ راهنمایى ندارد.///آیا کسى که مراقب عملکرد هر فردى است [شریک دارد]؟ و حال آن که براى خدا شریکانى قرار دادند. بگو: آنها را [به اوصافشان‌] نام ببرید آیا چیزى را به او خبر مى‌دهید که از وجود آن در زمین بى‌خبر است یا سخنى سطحى و بیهوده مى‌گویید؟ آرى، در نظر کافران مکرشان ز///آیا کسى که بر هر شخصى بدانچه کرده است مراقب است [مانند کسى است که از همه جا بى‌خبر است‌]؟ و براى خدا شریکانى قرار دادند. بگو: «نامشان را ببرید» آیا او را به آنچه در زمین است و او نمى‌داند خبر مى‌دهید، یا سخنى سطحى [و میان‌تهى‌] مى‌گویید؟ [چنین نیست‌] بلکه براى کسانى که کافر شده‌اند نیرنگشان آراسته شده و از راه [حق‌] بازداشته شده‌اند و هر که را خدا بى‌راه گذارد رهبرى نخواهد داشت.///پس آیا آن [خدایى] که بر هر کس و عملکرد او حاکم و ناظر است، [با بت‌هاى ساختگى یکى است؟] و آنان براى خدا شریکانى قرار داده‌اند. بگو: «آنها را نام ببرید [چه هستند و چه توانى دارند؟] آیا خدا را از شریکانى در زمین خبر مى‌دهید که او آنها را نمى‌شناسد؟ یا سخنى توخالى [مى‌گویید].» بلکه براى کسانى که کفر ورزیدند، مکرشان آراسته شده است و از راه [حق] بازداشته شده‌اند. و هر که را خدا گمراه کند، پس براى او هیچ هدایت‌کننده‌اى نیست.///آیا خدایی که نگهبان همه نفوس عالم با آثارشان است (فراموش کردند)؟ و برای خدا شریکانی جعل کردند، بگو که نام خدایان خود برگویید (که اینها کیستند و اثر اینان چیست و از چه رو مستحق پرستش شدند؟) یا این که شما مردم نادان می‌خواهید خدا را به چیزی که در زمین از آن آگاه نیست آگه سازید؟! یا آنکه به ظاهر سخنی (که خود هم حقیقتی بر آن قائل نیستید) می‌گویید؟ بلکه کافران را مکر و فسونشان در نظر زیبا آمده و از راه خدا باز ماندند، و هر کس را خدا به گمراهی واگذارد دیگر هیچ کس وی را هدایت نتواند کرد.///آیا کسی که حاکم بر هر کسی و کار و کردار اوست [همانند کسی است که چنین نیست؟] و برای خداوند شریکانی قائل شدند، بگو نام ایشان را ببرید، آیا او را به چیزی که در روی زمین [چنین چیزی‌] نمی‌شناسد خبر می‌دهید؟ یا صرفا سخنی سطحی می‌گویید؟ بلکه در نظر کافران مکرشان آراسته جلوه کرده است و از راه [خدا] باز داشته شده‌اند، و هرکس که خدا بیراه گذاردش، برای او رهنمایی نیست‌///آیا کسی که بالای سر همه ایستاده، (و حافظ و نگهبان و مراقب همه است،) و اعمال همه را می‌بییند (، همچون کسی است که هیچ یک از این صفات را ندارد)؟! آنان برای خدا همتایانی قرار دادند؛ بگو: «آنها را نام ببرید! آیا چیزی را به او خبر می‌دهید که از وجود آن در روی زمین بی‌خبر است، یا سخنان ظاهری (و تو خالی) می‌گویید؟!» (نه، شریکی برای خدا وجود ندارد؛) بلکه در نظر کافران، دروغهایشان زینت داده شده، (و بر اثر ناپاکی درون، چنین می‌پندارند که واقعیتی دارد؛) و آنها از راه (خدا) بازداشته شده‌اند؛ و هر کس را خدا گمراه کند، راهنمایی برای او وجود نخواهد داشت!///پس آیا آنکه او است ایستاده بر هر کس بدانچه دست آورده است و قرار دادند برای خدا شریکانی بگو نام بریدشان یا آگهی می‌دهید او را بدانچه نمی‌داند در زمین یا به ظاهری از گفتار بلکه بیاراست برای آنان که کفر ورزیدند نیرنگشان و بازداشته شدند از راه و آن را که گمراه کند خدا نباشدش راهنمای‌///آیا پس کسی که بر (سروسامان) هر شخصی - بدانچه کرده است - ایستا و مراقب است (مانند کسی است که از همه جا بی‌خبر است)؟ حال آنکه برای خدا شریکانی قرار دادند، بگو: «نامشان را ببرید. یا او را به آنچه در زمین نمی‌داند خبری مهم دهید، یا با سخنی سطحی (این خبر مهم را می‌دهید)؟» بلکه برای کسانی که کافر شده‌اند نیرنگشان آراسته شده و از راه (حق) باز داشته شده‌اند. و خدا هر که را بیراه واگذارد، راهبری نخواهد داشت. quran_en_fa For them is a penalty in the life of this world, but harder, truly, is the penalty of the Hereafter: and defender have they none against Allah. برای آنان در زندگی دنیا عذابی است، و مسلما عذاب آخرت سخت‌تر و پر مشقت‌تر است، و آنان را هیچ حافظ و نگه دارنده‌ای [از عذاب خدا] نیست.///برای آنان در زندگی دنیا عذابی است، و مسلما عذاب آخرت سخت‌تر و پر مشقت‌تر است، و آنان را هیچ حافظ و نگه دارنده‌ای [از عذاب خدا] نیست.///در این زندگى دنیا به عذابى گرفتار آیند و عذاب آخرت سخت‌تراست و آنها را هیچ نگهدارنده‌اى از عذاب خدا نیست.///براى آنها در زندگى دنیا عذابى است، و عذاب آخرت قطعا دشوارتر است، و ایشان را در برابر خدا هیچ حافظى نیست///براى آنان در زندگى دنیا عذابى است، و قطعا عذاب آخرت دشوارتر است، و براى ایشان در برابر خدا هیچ نگهدارنده‌اى نیست.///براى آنان در زندگى دنیا عذابى است و قطعا عذاب آخرت سخت‌تر است. و در برابر خدا هیچ محافظى برایشان نیست.///چنین گمراهان در زندگانی دنیا (به انواع بلا) معذبند و البته عذاب عالم آخرت سخت‌تر است، و از (قهر) خدا ابدا نگهداری ندارند.///در زندگانی دنیا عذابی دارند و عذاب اخروی سخت و سنگین‌تر است و در برابر خداوند نگهدارنده‌ای ندارند///در دنیا، برای آنها عذابی (دردناک) است؛ و عذاب آخرت سخت‌تر است؛ و در برابر (عذاب) خدا، هیچ کس نمی‌تواند آنها را نگه دارد!///آنان را است شکنجه‌ای در زندگی دنیا و همانا شکنجه آخرت است گرانتر و نیست ایشان را از خدا نگهدارنده‌ای‌///برای آنان در زندگی دنیا عذابی است و عذاب آخرت بی‌گمان دشوارتر است و برای ایشان از (سوی) خدا هیچ نگهبانی نیست. quran_en_fa The parable of the Garden which the righteous are promised!- beneath it flow rivers: perpetual is the enjoyment thereof and the shade therein: such is the end of the Righteous; and the end of Unbelievers in the Fire. صفت بهشتی که به پرهیزکاران وعده داده شده [چنین است که] از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، میوه‌ها و سایه‌اش همیشگی است. این عاقبت و فرجام کسانی است که [در همه امور زندگی] پرهیزکاری کردند و فرجام کافران آتش است.///صفت بهشتی که به پرهیزکاران وعده داده شده [چنین است که] از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، میوه‌ها و سایه‌اش همیشگی است. این عاقبت و فرجام کسانی است که [در همه امور زندگی] پرهیزکاری کردند و فرجام کافران آتش است.///صفت بهشتى که به پرهیزگاران وعده شده: آب از زیر درختانش روان است و میوه‌ها و سایه‌اش همیشگى است. این سرانجام کسانى است که پرهیزگارند و سرانجام کافران آتش است.///وصف بهشتى که به پرهیزکاران وعده داده شده این است که از زیر درختانش نهرها جارى است [و] میوه‌ها و سایه‌اش دائمى است. این سر انجام تقواپیشگان است، و عاقبت کافران دوزخ است///وصف بهشتى که به پرهیزگاران وعده داده شده [این است که‌] از زیر [درختان] آن نهرها روان است. میوه و سایه‌اش پایدار است. این است فرجام کسانى که پرهیزگارى کرده‌اند و فرجام کافران آتش [دوزخ] است.///مثال بهشتى که به پرهیزکاران وعده داده شده، [چنین است که] نهرها از زیر [درختان] آن جارى است. میوه‌ها و سایه‌اش دائمى است. این است عاقبت کسانى که تقوا پیشه کردند. و سرانجام کافران آتش است.///وصف بهشتی که متقیان را وعده دادند چنان است که نهرها زیر درختانش جاری است و مأکولاتش همیشگی و سایه آن برقرار است، این بهشت سرانجام اهل تقواست و سرانجام کافران آتش دوزخ است.///وصف بهشتی که به پارسایان وعده داده شده است [چنین است که‌] جویباران از فرو دست آن جاری است و میوه‌ها و سایه آن همیشگی است، این سرانجام پرواپیشگان است، و سرانجام کافران آتش دوزخ است‌///توصیف بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده، (این است که) نهرهای آب از زیر درختانش جاری است، میوه آن همیشگی، و سایه‌اش دائمی است؛ این سرانجام کسانی است که پرهیزگاری پیشه کردند؛ و سرانجام کافران، آتش است!///مثل بهشتی که نوید داده شدند پرهیزکاران روان است زیر آن جویها خوراکیش همیشگی است و سایه‌اش این است فرجام آنان که پرهیزکاری کردند و فرجام کافران است آتش‌///نماد و نمایانگر بهشتی که پرهیزگاران (به آن) وعده داده شدند (این است که) از زیر (درختان) شان نهرها روان است، خوردنیش پیوسته و سایه‌اش پایدار است؛ این (بزرگ) پاداش، فرجام کسانی است که پرهیزگاری کردند، و فرجام کافران آتش است. quran_en_fa Those to whom We have given the Book rejoice at what hath been revealed unto thee: but there are among the clans those who reject a part thereof. Say: "I am commanded to worship Allah, and not to join partners with Him. Unto Him do I call, and unto Him is my return." و کسانی که کتاب آسمانی به آنان عطا کردیم از آنچه بر تو نازل شده است، خوشحالند. و برخی از گروه‌ها [ی اهل کتاب] بخشی از آن را منکرند، بگو: من فرمان یافته‌ام که خدای یکتا را بپرستم و شریکی برای او قرار ندهم، تنها به سوی او دعوت می‌کنم و بازگشتم فقط به سوی اوست.///و کسانی که کتاب آسمانی به آنان عطا کردیم از آنچه بر تو نازل شده است، خوشحالند. و برخی از گروه‌ها [ی اهل کتاب] بخشی از آن را منکرند، بگو: من فرمان یافته‌ام که خدای یکتا را بپرستم و شریکی برای او قرار ندهم، تنها به سوی او دعوت می‌کنم و بازگشتم فقط به سوی اوست.///اهل کتاب از آنچه بر تو نازل شده شادمانند. و از آن جماعات کسانى هستند که پاره‌اى از آن را انکار مى‌کنند. بگو: من مأمور شده‌ام که خداى یکتا را بپرستم و به او شرک نیاورم. به سوى او دعوت مى‌کنم و بازگشت من به سوى اوست.///و کسانى که به آنان کتاب آسمانى داده‌ایم، از آنچه به تو نازل شده شاد مى‌شوند، و برخى از گروه‌ها بخشى از آن را انکار مى‌کنند. بگو: جز این نیست که من دستور یافته‌ام خدا را بپرستم و به او شرک نورزم. به سوى او دعوت مى‌کنم و بازگشت من به سوى اوست///و کسانى که به آنان کتاب [آسمانى‌] داده‌ایم، از آنچه به سوى تو نازل شده شاد مى‌شوند. و برخى از دسته‌ها کسانى هستند که بخشى از آن را انکار مى‌کنند. بگو: «جز این نیست که من مأمورم خدا را بپرستم و به او شرک نورزم. به سوى او مى‌خوانم و بازگشتم به سوى اوست.»///و کسانى که به آنان کتاب [آسمانى] دادیم، به آنچه به سوى تو نازل شده دلشاد مى‌شوند. و بعضى از گروه‌ها کسانى هستند که بخشى از آن [قرآن] را انکار مى‌کنند. بگو: «همانا من مأمورم که خدا را بپرستم و به او شرک نورزم. تنها به سوى او دعوت مى‌کنم و بازگشت من به سوى اوست.»///و آنان که ما بر آنها کتاب فرستادیم (یعنی مؤمنان اهل کتاب و مسلمانان) به این (کتاب با عظمت قرآن) که بر تو نازل شد بسیار خوشوقتند، و جماعتی از آنها (مانند کفار اهل کتاب و قریش) برخی آیات را انکار می‌کنند. بگو: من مأمورم که خدای یکتا را پرستم و هرگز به او شرک نیاورم، به سوی او دعوت می‌کنم و بازگشت من به سوی اوست.///و اهل کتاب به آنچه بر تو نازل شده است، شادمانی می‌کنند، و از گروه مشرکان کسانی هستند که بخشی از آن را انکار می‌کنند، بگو همین به من فرمان رسیده است که خداوند را بپرستم و به او شرک نیاورم، به سوی او دعوت می‌کنم و بازگشت من به سوی اوست‌///کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده‌ایم، از آنچه بر تو نازل شده، خوشحالند؛ و بعضی از احزاب (و گروه‌ها)، قسمتی از آن را انکار می‌کنند؛ بگو: «من مأمورم که «الله» را بپرستم؛ و شریکی برای او قائل نشوم! به سوی او دعوت می‌کنم؛ و بازگشت من بسوی اوست!»///و آنان را که کتاب دادیم شاد شوند بدانچه فرود آید بسوی تو و از احزاب است آنکه انکار کند پاره آن را بگو جز این نیست مامور شدم که پرستش کنم خدا را و شرک نورزم بدو بسوی او می‌خوانم و بسوی او است بازگشتم‌///و کسانی که به‌ایشان کتاب (وحیانی) دادیم، به آنچه فراسویت نازل شده شاد می‌شوند و برخی از احزاب کسانی هستند که بخشی از آن را انکار می‌کنند. بگو: «جز این نیست که من مأمورم خدای را بپرستم و به او شرک نورزم. تنها به سوی او می‌خوانم و بازگشتم (هم) تنها سوی اوست.» quran_en_fa Thus have We revealed it to be a judgment of authority in Arabic. Wert thou to follow their (vain) desires after the knowledge which hath reached thee, then wouldst thou find neither protector nor defender against Allah. و همان گونه [که پیش از این کتاب‌های آسمانی نازل کردیم] قرآن را فرمانی [گویا و] روشن نازل نمودیم، و اگر از هواها و تمایلات آنان پس از دانشی که [مانند قرآن] برایت آمده پیروی کنی، برای تو در برابر [عذاب] خدا هیچ یاور و نگه دارنده‌ای نخواهد بود.///و همان گونه [که پیش از این کتاب‌های آسمانی نازل کردیم] قرآن را فرمانی [گویا و] روشن نازل نمودیم، و اگر از هواها و تمایلات آنان پس از دانشی که [مانند قرآن] برایت آمده پیروی کنی، برای تو در برابر [عذاب] خدا هیچ یاور و نگه دارنده‌ای نخواهد بود.///همچنین قرآن را به زبان عربى نازل کردیم. اگر پس از دانشى که به تو رسیده، از پى خواهشهاى آنان بروى، در برابر خدا کارساز و نگهدارنده‌اى نخواهى داشت.///و بدین‌سان این [قرآن‌] را فرمانى به زبان عربى نازل کردیم، و اگر پس از دانشى که براى تو آمده، از هوس‌هاى آنها پیروى کنى، در برابر خدا هیچ دوست و مدافعى نخواهى داشت///و بدین سان آن [قرآن‌] را فرمانى روشن نازل کردیم، و اگر پس از دانشى که به تو رسیده [باز] از هوسهاى آنان پیروى کنى، در برابر خدا هیچ دوست و حمایتگرى نخواهى داشت.///و بدین‌سان ما آن [قرآن] را به صورت فرمانى روشن به زبان عربى نازل کردیم. و بدون شک اگر بعد از دانشى که به تو رسیده است، از هوس‌هاى آنان پیروى کنى، در برابر خدا براى تو هیچ یاور و محافظى نیست.///و همچنین ما قرآن را کتابی با حکمت و فصاحت عربی فرستادیم، و اگر با این علم و دانش که بر تو آمد باز پیرو میل جاهلانه آنها شدی دیگر مدد و نگهبانی از (قهر) خدا نخواهی داشت.///و بدین‌سان آن را به صورت کتابی حکمت‌آموز عربی نازل کرده‌ایم، و اگر پس از علمی که بر تو نازل شده است، از هوا و هوس آنان پیروی کنی، در برابر خداوند یاور و نگهدارنده‌ای نداری‌///همان‌گونه (که به پیامبران پیشین کتاب آسمانی دادیم،) بر تو نیز این (قرآن) را بعنوان فرمان روشن و صریحی نازل کردیم؛ و اگر از هوسهای آنان -بعد از آنکه آگاهی برای تو آمده- پیروی کنی، هیچ کس در برابر خدا، از تو حمایت و جلوگیری نخواهد کرد.///و بدینسان فرستادیمش حکمی عربی (فرمانی به تازی) و اگر پیروی کنی هوسهای ایشان را پس از آنچه بیامدت از دانش نباشدت از خدا دوست و نه نگهدارنده‌ای‌///و بدین‌سان آن [: قرآن] را فرمانی روشن نازل کردیم. و اگر به‌راستی پس از دانشی (وحیانی) که تو را آمده است هوس‌هایشان را پیروی کنی از (جانب) خدا هیچ سرپرست و حمایتگری نخواهی داشت. quran_en_fa We did send messengers before thee, and appointed for them wives and children: and it was never the part of a messenger to bring a sign except as Allah permitted (or commanded). For each period is a Book (revealed). و همانا پیش از تو پیامبرانی را فرستادیم، و برای آنان همسران و فرزندانی قرار دادیم. و هیچ پیامبری را نسزد که معجزه‌ای بیاورد مگر به فرمان خدا. برای هر زمانی برنامه مقدر شده‌ای [ثبت] است.///و همانا پیش از تو پیامبرانی را فرستادیم، و برای آنان همسران و فرزندانی قرار دادیم. و هیچ پیامبری را نسزد که معجزه‌ای بیاورد مگر به فرمان خدا. برای هر زمانی برنامه مقدر شده‌ای [ثبت] است.///به تحقیق پیش از تو پیامبرانى فرستاده‌ایم و برایشان همسران و فرزندان قرار داده‌ایم. و هیچ پیامبرى را حق آن نبود که جز به فرمان خدا آیتى بیاورد و هر امرى را زمانى مکتوب است.///و همانا پیش از تو نیز رسولانى فرستادیم و براى آنها همسران و فرزندانى قرار دادیم، و هیچ پیامبرى را نرسد که معجزه‌اى بیاورد جز به اذن خدا. و براى هر زمانى نوشته‌اى [و براى هر امرى موعدى‌] است///و قطعا پیش از تو [نیز] رسولانى فرستادیم، و براى آنان زنان و فرزندانى قرار دادیم. و هیچ پیامبرى را نرسد که جز به اذن خدا معجزه‌اى بیاورد. براى هر زمانى کتابى است.///و البته ما قبل از تو [نیز] پیامبرانى فرستاده‌ایم و براى آنان همسران و فرزندانى قرار دادیم. و هیچ پیامبرى را نسزد که معجزه‌اى بیاورد، مگر با اذن الهى. براى هر زمان و دوره‌اى کتاب [و قانونی] است.///و محققا ما رسولانی پیش از تو فرستادیم و برای همه آنان (مانند تو) زنان و فرزندان مقرر نمودیم (یعنی همه رسل بشر بودند، یکی فرشته نبود که از لوازم بشری بی‌نیاز باشد) و هیچ پیغمبری را نرسد که بی اذن خدا آیت و معجزی آورد، که هر امری را وقتی معین مرقوم است.///و پیش از تو پیامبرانی فرستاده‌ایم و همسران و فرزندانی به آنان بخشیده‌ایم، و هیچ پیامبری را نرسد که معجزه‌ای جز به اذن الهی بیاورد، هر اجلی [را سرآمدی‌] معین است‌///ما پیش از تو (نیز) رسولانی فرستادیم؛ و برای آنها همسران و فرزندانی قرار دادیم؛ و هیچ رسولی نمی‌توانست ا (ز پیش خود) معجزه‌ای بیاورد، مگر بفرمان خدا! هر زمانی نوشته‌ای دارد (و برای هر کاری، موعدی مقرر است)!///و همانا فرستادیم پیمبرانی را پیش از تو و قرار دادیم برای ایشان زنان و فرزندانی نبوده است فرستاده‌ای را که بیارد آیتی جز به اذن خدا برای هر سرآمدی است نامه‌ای‌///و همواره پیش از تو (نیز) پیام‌آورانی فرستادیم و برای آنان زنان و فرزندانی نهادیم. و هیچ پیامبری را هرگز (چنان) نبوده است که جز به اذن خدا نشانه‌ای (رسالتی) بیاورد. برای هر سررسیدی (معین) نبشته‌ای (در تقدیر ربانی) است. quran_en_fa Allah doth blot out or confirm what He pleaseth: with Him is the Mother of the Book. خدا هر چه را بخواهد محو می‌کند و هر چه را بخواهد ثابت و پابرجا می‌نماید، و «ام الکتاب» نزد اوست///خدا هر چه را بخواهد محو می‌کند و هر چه را بخواهد ثابت و پابرجا می‌نماید، و «ام الکتاب» نزد اوست///خدا هر چه را بخواهد محو یا اثبات مى‌کند و ام‌الکتاب نزد اوست.///خدا آنچه را خواهد محو مى‌کند و [آنچه را خواهد] تثبیت مى‌کند، و اصل کتاب نزد اوست///خدا آنچه را بخواهد محو یا اثبات مى‌کند، و اصل کتاب نزد اوست.///خداوند هر چه را بخواهد، محو یا اثبات مى‌کند و ام‌الکتاب تنها نزد اوست‌.///خدا هر چه را خواهد (از احکام یا حوادث عالم) محو و هر چه را خواهد اثبات می‌کند و اصل کتاب (آفرینش) نزد اوست.///خداوند آنچه را بخواهد می‌زداید یا می‌نگارد، و ام‌الکتاب نزد اوست‌///خداوند هر چه را بخواهد محو، و هر چه را بخواهد اثبات می‌کند؛ و «ام الکتاب» [= لوح محفوظ] نزد اوست!///بزداید خدا آنچه را خواهد و بازنهد (ثبت کند) و نزد او است مادر کتاب‌///خدا آنچه را بخواهد محو یا اثبات می‌کند و اصل (و همه‌ی‌) کتاب تنها نزد اوست. quran_en_fa Whether We shall show thee (within thy life-time) part of what we promised them or take to ourselves thy soul (before it is all accomplished),- thy duty is to make (the Message) reach them: it is our part to call them to account. و اگر پاره‌ای از عذاب‌ها را که به منکران وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم [می بینی که بسیار سخت و دردناک است] یا اگر تو را [پیش از فرا رسیدن آن عذاب‌ها] قبض روح کنیم [در قیامت عذابشان را خواهی دید؛ در هر صورت] تنها وظیفه تو ابلاغ [وحی] است و حسابرسی بر عهده ماست.///و اگر پاره‌ای از عذاب‌ها را که به منکران وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم [می بینی که بسیار سخت و دردناک است] یا اگر تو را [پیش از فرا رسیدن آن عذاب‌ها] قبض روح کنیم [در قیامت عذابشان را خواهی دید؛ در هر صورت] تنها وظیفه تو ابلاغ [وحی] است و حسابرسی بر عهده ماست.///اگر پاره‌اى از آنچه را که به آنها وعده کرده‌ایم به تو بنمایانیم، یا تو را پیش از وقت بمیرانیم، در هر حال آنچه بر عهده توست تبلیغ است و آنچه بر عهده ماست حساب‌کشیدن.///و اگر پاره‌اى از آنچه را که به آنها وعده مى‌دهیم به تو نشان دهیم یا تو را [پیش از کیفرشان‌] بمیرانیم، جز این نیست که بر تو ابلاغ است و بر ما حساب///و اگر پاره‌اى از آنچه را که به آنان وعده مى‌دهیم به تو بنمایانیم، یا تو را بمیرانیم، جز این نیست که بر تو رساندن [پیام‌] است و بر ما حساب [آنان‌].///[اى پیامبر! در فکر دیدن نتیجه کار مباش، زیرا] اگر بخشى از آنچه را به آنان وعده مى‌دهیم [در زمان حیات تو] به تو نشان دهیم، یا تو را از دنیا ببریم، [بدان که ما وعده‌هاى خود را محقق خواهیم کرد،] پس وظیفه‌ی تو تنها تبلیغ است و حساب تنها با ماست.///و اگر ما (در حیات تو) بر تو برخی از آن وعده عذابی که به کافران دادیم پدیدار کنیم یا آنکه (پیش از آن وقت) تو را به دیدار آخرت بریم، به هر حال بر تو تبلیغ (حکم خدا) و بر ما حساب (خلق) است (و تعیین وقت عذاب و حساب یا عفو بندگان از وظایف نبوت نیست).///اگر بخشی از آنچه به آنان وعده داده‌ایم، به تو بنمایانیم، یا روح تو را [پیش از آن‌] بگیریم، جز این نیست که پیامرسانی بر تو و حسابرسی بر ماست‌///و اگر پاره‌ای از مجازاتها را که به آنها وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم، یا (پیش از فرا رسیدن این مجازاتها) تو را بمیرانیم، در هر حال تو فقط مأمور ابلاغ هستی؛ و حساب (آنها) برماست.///و اگر بنمایانیمت پاره آنچه بدیشان وعده دهیم یا دریابیمت (بمیرانیمت) جز این نیست که بر تو است رساندن و بر ما است حساب‌///و اگر به‌راستی پاره‌ای از آنچه را که به آنان وعده می‌دهیم به تو بنمایانیم، یا تو را بی‌امان می‌میرانیم. پس جز این نیست که بر تو تنها رساندن پیام است، و حساب (آنان) تنها بر ماست. quran_en_fa See they not that We gradually reduce the land (in their control) from its outlying borders? (Where) Allah commands, there is none to put back His Command: and He is swift in calling to account. آیا نمی‌دانند که ما همواره به زمین می‌پردازیم و از اطراف [و جوانب] آن [که ملت‌ها، اقوام، تمدن‌ها و دانشمندانش هستند] می‌کاهیم؟ و خدا حکم می‌کند؛ و هیچ بازدارنده‌ای برای حکمش نیست، و او در حسابرسی سریع است.///آیا نمی‌دانند که ما همواره به زمین می‌پردازیم و از اطراف [و جوانب] آن [که ملت‌ها، اقوام، تمدن‌ها و دانشمندانش هستند] می‌کاهیم؟ و خدا حکم می‌کند؛ و هیچ بازدارنده‌ای برای حکمش نیست، و او در حسابرسی سریع است.///آیا هنوز ندانسته‌اند که ما از اطراف این سرزمین مى‌کاهیم، و خدا حکم مى‌کند و هیچ چیز حکم او را فسخ نمى‌کند و او سریعا به حساب همه مى‌رسد؟///آیا ندیدند که ما پیوسته به سراغ زمین مى‌آییم و از اطراف آن مى‌کاهیم [و تمدن‌ها و شخصیت‌هاى آنها را از بین مى‌بریم‌]؟ و خداست که حکم مى‌کند و حکم او را هیچ تأخیر اندازه‌اى نیست، و او سریع الحساب است///آیا ندیده‌اند که ما [همواره‌] مى‌آییم و از اطراف این زمین مى‌کاهیم؟ و خداست که حکم مى‌کند. براى حکم او باز دارنده‌اى نیست، و او به سرعت حسابرسى مى‌کند.///مگر ندیدند که ما به سراغ زمین مى‌آییم، در حالى که از اطرافش آن را مى‌کاهیم؟ خداوند حکم مى‌کند و هیچ تجدیدنظرکننده‌اى براى حکم او نیست. و او سریعا به حساب همه مى‌رسد.///آیا مردم ندیدند که ما (به فرستادن رسولان) عزم سرزمین (کافران جاهل) کرده و از هر طرف آن می‌کاهیم (و بر بلاد و قدرت اهل ایمان می‌افزاییم)؟ و تنها خداست که در جهان فرمان می‌دهد و هیچ کس بر رد حکمش قادر نیست و اوست که در یک لحظه حساب همه خلق بی‌شمار را می‌کند.///آیا ندیده‌اند که ما دامنه‌های سرزمین [کفر] را می‌کاهیم [و بر اسلام می‌افزاییم‌] و خداوند حکم می‌کند و حکم او رد کننده‌ای ندارد، و او زود شمار است‌///آیا ندیدند که ما پیوسته به سراغ زمین می‌آییم و از اطراف (و جوانب) آن کم می‌کنیم؟! (و جامعه‌ها، تمدنها، و دانشمندان تدریجا از میان می‌روند.) و خداوند حکومت می‌کند؛ و هیچ کس را یارای جلوگیری یا رد احکام او نیست؛ و او سریع الحساب است!///آیا ندیدند که ما می‌پردازیم به زمین می‌کاهیمش از همه سوی آن و خدا حکم کند نیست تبدیل‌کننده برای حکمش و او است زود شمار///آیا و ندیدند که ما همواره (با علم و قدرت و حکمت) به زمین توجه (ویژه‌ای) می‌کنیم، حال آنکه از اطراف آن می‌کاهیم‌؟ و تنها خداست که حکم می‌کند. هرگز برای حکم او تعقیب‌کننده (یا دیرکننده‌ای) نیست و او زودشمار است. quran_en_fa Those before them did (also) devise plots; but in all things the master-planning is Allah's He knoweth the doings of every soul: and soon will the Unbelievers know who gets home in the end. کسانی که پیش از این کافران لجوج و منکران عنود بودند [در برابر حکومت و حکم خدا] مکر ونیرنگ کردند [ولی به هدفشان نرسیدند] چرا که همه تدبیرها و نقشه‌ها در اختیار خداست؛ زیرا او هر کاری را هر کس انجام می‌دهد، می‌داند [به همین سبب مکر و نیرنگ هر کس را با تدبیر و نقشه حکیمانه‌اش باطل و نابود می‌کند] و کافران و منکران به زودی خواهند دانست که فرجام [نیک و بد] سرای دیگر برای کیست؟///کسانی که پیش از این کافران لجوج و منکران عنود بودند [در برابر حکومت و حکم خدا] مکر ونیرنگ کردند [ولی به هدفشان نرسیدند] چرا که همه تدبیرها و نقشه‌ها در اختیار خداست؛ زیرا او هر کاری را هر کس انجام می‌دهد، می‌داند [به همین سبب مکر و نیرنگ هر کس را با تدبیر و نقشه حکیمانه‌اش باطل و نابود می‌کند] و کافران و منکران به زودی خواهند دانست که فرجام [نیک و بد] سرای دیگر برای کیست؟///کسانى که پیش از اینان بودند مکرها کردند، ولى همه مکرها نزد خداوند است. مى‌داند که هر کسى چه مى‌کند. و کافران به زودى خواهند دانست که سراى آخرت از آن کیست.///و پیش از آنها نیز کسانى طرح‌ها و نقشه‌ها کشیدند، ولى تمام نقشه‌ها و تدبیرها از آن خداست که مى‌داند هر کسى چه مى‌کند. و کافران به زودى خواهند دانست عاقبت سراى آخرت از آن کیست///و به یقین، کسانى که پیش از آنان بودند نیرنگ کردند، ولى همه تدبیرها نزد خداست. آنچه را که هر کسى به دست مى‌آورد مى‌داند. و به زودى کافران بدانند که فرجام آن سراى از کیست.///و البته کسانى که پیش از آنان بودند، مکرها کردند؛ ولى [سودى نکرد، زیرا] همه‌ی تدبیرها براى خداست. او مى‌داند که هر کس چه به دست مى‌آورد. و کفار به زودى خواهند دانست که سراى آخرت از آن کیست.///و پیش از اینان هم بسیاری کافران مکرها (بر ضد رسولان) کردند (و عاقبت همه هلاک شدند) که همه مکر و تدبیرها نزد خداست، او می‌داند هر کس به چه کار و اندیشه است، و کافران به زودی خواهند یافت که عاقبت خوش و منزل سعادت برای کیست.///و به راستی که پیشینیان آنان هم مکرورزیدند، ولی مکر و تدبیر هر چه هست در اختیار خداوند است، می‌داند که هر جانداری چه به دست می‌آورد، و کافران به زودی خواهند دانست که نیک سرانجامی از آن کیست‌///پیش از آنان نیز کسانی طرحها و نقشه‌ها کشیدند؛ ولی تمام طرحها و نقشه‌ها از آن خداست! او از کار هر کس آگاه است؛ و بزودی کفار می‌دانند سرانجام (نیک و بد) در سرای دیگر از آن کیست!///و همانا نیرنگ ساختند آنان که پیش از ایشان بودند پس خدای را است نیرنگ همگی می‌داند آنچه را فراهم آرد هر کس و زود است بدانند کافران که برای کیست پایان آن سرای‌///و بی‌گمان، کسانی که پیش از آنان بودند نیرنگ (ظالمانه) زدند. پس همه‌ی نیرنگ‌ها (ی عادلانه) نزد خداست. آنچه را که هر کسی به دست می‌آورد می‌داند و به زودی کافران خواهند دانست، که فرجام آن سرا از آن کیست. quran_en_fa The Unbelievers say: "No messenger art thou." Say: "Enough for a witness between me and you is Allah, and such as have knowledge of the Book." کافران می‌گویند: تو فرستاده [خدا] نیستی. بگو: کافی است که خدا [با آیات محکم و استوار قرآنش] و کسی [چون امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب] که دانش کتاب نزد اوست، میان من و شما [نسبت به پیامبری ام] گواه باشند.///کافران می‌گویند: تو فرستاده [خدا] نیستی. بگو: کافی است که خدا [با آیات محکم و استوار قرآنش] و کسی [چون امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب] که دانش کتاب نزد اوست، میان من و شما [نسبت به پیامبری ام] گواه باشند.///کافران مى‌گویند که تو پیامبر نیستى. بگو: خدا و هر کس که از کتاب آگاهى داشته باشد، به شهادت میان من و شما کافى است.///و کسانى که کافر شدند مى‌گویند: تو پیامبر نیستى. بگو: شهادت خدا و آن کسى که علم کتاب نزد اوست میان من و شما کافى است///و کسانى که کافر شدند مى‌گویند: «تو فرستاده نیستى.» بگو: «کافى است خدا و آن کس که نزد او علم کتاب است، میان من و شما گواه باشد.»///و کسانى که کفر ورزیدند، می‌گویند: «تو فرستاده [خدا] نیستى!» بگو: «گواهى خدا و کسى که علم کتاب نزد اوست، میان من و شما کافى است.»///و کافران بر تو اعتراض کنند که تو رسول خدا نیستی، بگو: تنها گواه بین من و شما خدا و عالمان حقیقی به کتاب (خدا که انبیاء و اولیاء و علماء ربانیند) کافی خواهد بود.///و کافران گویند تو پیامبر نیستی، بگو خداوند و کسی که صاحب علم کتاب است، بین من و شما گواه بس‌///آنها که کافر شدند می‌گویند: «تو پیامبر نیستی!» بگو: «کافی است که خداوند، و کسی که علم کتاب (و آگاهی بر قرآن) نزد اوست، میان من و شما گواه باشند!»///و گویند آنان که کفر ورزیدند نیستی فرستاده بگو بس است خدا گواهی میان من و شما و آنکه نزد او است علم کتاب‌///و کسانی که کافر شدند گویند: «تو فرستاده‌ای (از سوی خدا) نیستی.» بگو: «خدا کافی است که میان من و شما گواه باشد، و نیز کسی که نزد او علم کتاب (وحی) است.» quran_en_fa A. L. R. A Book which We have revealed unto thee, in order that thou mightest lead mankind out of the depths of darkness into light - by the leave of their Lord - to the Way of (Him) the Exalted in power, worthy of all praise!- الر [این] کتابی است که آن را بر تو نازل کردیم تا مردم را به اجازه پروردگارشان از تاریکی‌ها [ی جهل، گمراهی و طغیان] به سوی روشنایی [معرفت، عدالت و ایمان و در حقیقت] به سوی راه [خدای] توانای شکست ناپذیر و ستوده بیرون آوری.///الر [این] کتابی است که آن را بر تو نازل کردیم تا مردم را به اجازه پروردگارشان از تاریکی‌ها [ی جهل، گمراهی و طغیان] به سوی روشنایی [معرفت، عدالت و ایمان و در حقیقت] به سوی راه [خدای] توانای شکست ناپذیر و ستوده بیرون آوری.///الف، لام، را. کتابى است که بر تو نازل کردیم تا مردم را به فرمان پروردگارشان از تاریکى به روشنایى ببرى و به راه خداى پیروزمند ستودنى راه نمایى-///الف، لام، را. [این‌] کتابى است که آن را به سوى تو نازل کردیم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاریکى‌ها به سوى روشنایى در آورى، به راه آن شکست‌ناپذیر ستوده///الف، لام، راء. کتابى است که آن را به سوى تو فرود آوردیم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاریکیها به سوى روشنایى بیرون آورى: به سوى راه آن شکست ناپذیر ستوده.///الف، لام، را. [این] کتابى است که آن را به سوى تو نازل کردیم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاریکى‌ها [ى شرک و جهل] به سوى نور [ایمان] خارج کنى، به سوى راه خداوند عزیز حمید.///الر (حروف مقطعه و اسرار الهی است) این قرآن کتابی است که ما به تو فرستادیم تا مردم را به امر خدایشان از ظلمات (جهل و کفر) بیرون آری و به عالم نور رسانی و به راه خدای مقتدر ستوده صفات رهسپار گردانی.///مهربان الر الف لام راء [این‌] کتابی است که بر تو نازل کرده‌ایم که مردم را به توفیق پروردگارشان از تاریکیها به سوی روشنایی، به سوی راه خداوند پیروزمند ستوده، باز بری‌///الر، (این) کتابی است که بر تو نازل کردیم، تا مردم را از تاریکیها (ی شرک و ظلم و جهل،) به سوی روشنایی (ایمان و عدل و آگاهی،) بفرمان پروردگارشان در آوری، بسوی راه خداوند عزیز و حمید.///کتابی است فرستادیمش به سویت تا برون آری مردم را از تاریکیها بسوی روشنائی به اذن پروردگار ایشان بسوی راه خداوند ارجمند ستوده‌///الر. کتابی است که آن را سوی تو فرود آوردیم تا مردمان را - به اذن پروردگارشان - از تاریکی‌ها سوی روشنایی بیرون آوری؛ سوی راه راستای (آن) عزیز ارجمند ستوده. quran_en_fa Of Allah, to Whom do belong all things in the heavens and on earth! But alas for the Unbelievers for a terrible penalty (their Unfaith will bring them)!- خدایی که آنچه در آسمان‌ها و زمین است، در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست؛ و وای بر کافران از عذابی سخت.///خدایی که آنچه در آسمان‌ها و زمین است، در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست؛ و وای بر کافران از عذابی سخت.///خدایى که هر چه در آسمانها و زمین است از آن اوست. پس واى بر کافران از عذابى سخت.///خدایى که هر چه در آسمان‌ها و هر چه در زمین است از آن اوست، و واى بر کافران از عذابى سخت///خدایى که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست، و واى بر کافران از عذابى سخت.///خداوندى که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است براى اوست. پس واى بر کافران از عذابى سخت!///خدایی که هر چه در آسمانها و زمین است همه ملک اوست، و وای بر کافران از عذابی سخت.///خداوندی که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست، و وای بر کافران از عذاب سخت و سنگین‌ [ی که در پیش دارند]///همان خدایی که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست؛ وای بر کافران از مجازات شدید (الهی)!///خدا است آنکه وی را است آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و وای برای کافران از شکنجه سخت‌///خدایی که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از اوست. و وای بر کافران از عذابی سخت؛ quran_en_fa Those who love the life of this world more than the Hereafter, who hinder (men) from the Path of Allah and seek therein something crooked: they are astray by a long distance. همانان که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح می‌دهند و [مردم را] از راه خدا باز می‌دارند و می‌خواهند آن را [با وسوسه و اغواگری] کج نشان دهند؛ اینان در گمراهی دوری هستند.///همانان که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح می‌دهند و [مردم را] از راه خدا باز می‌دارند و می‌خواهند آن را [با وسوسه و اغواگری] کج نشان دهند؛ اینان در گمراهی دوری هستند.///آنان که زندگى دنیا را از آخرت دوست‌تردارند و دیگران را از راه خدا باز مى‌دارند و آن را منحرف مى‌خواهند، سخت در گمراهى هستند.///همانان که زندگى دنیا را بر آخرت ترجیح مى‌دهند و از راه خدا باز مى‌دارند و آن را منحرف مى‌خواهند. آنها سخت در گمراهى هستند///همانان که زندگى دنیا را بر آخرت ترجیح مى‌دهند و مانع راه خدا مى‌شوند و آن را کج مى‌شمارند. آنانند که در گمراهى دور و درازى هستند.///کسانى که زندگى دنیا را بر آخرت ترجیح مى‌دهند و [مردم را] از راه خدا بازمى‌دارند و مى‌خواهند آن را منحرف کنند. آنها در گمراهى عمیقى هستند.///یعنی آنان که زندگانی دنیا را بر آخرت مقدم و محبوب‌تر دارند و خلق را از راه خدا باز دارند و آن راه راست را (به شک و شبهات) کج کنند، آنان در گمراهی بسیار دورند.///[همان‌] کسانی که زندگانی دنیا را از [زندگانی‌] آخرت خوشتر دارند، و از راه خدا باز می‌دارند و آن را کج می‌شمارند، اینان در گمراهی دور و درازی هستند///همانها که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح می‌دهند؛ و (مردم را) از راه خدا باز می‌دارند؛ و می‌خواهند راه حق را منحرف سازند؛ آنها در گمراهی دوری هستند!///آنان که برگزینند زندگانی دنیا را بر آخرت و بازدارند از راه خداوند و خواهندش کج آنانند در گمراهی دور///کسانی که جویای دوستی این زندگی پست نزدیکتر بر زندگی آخرینند و (خود و دیگران را) از راه خدا باز می‌دارند، و آن را به کژی می‌جویند. اینانند که در (ژرفای) گمراهی دور و درازی هستند. quran_en_fa We sent not a messenger except (to teach) in the language of his (own) people, in order to make (things) clear to them. Now Allah leaves straying those whom He pleases and guides whom He pleases: and He is Exalted in power, full of Wisdom. و ما هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم تا [بتواند به وسیله آن زبان، پیام وحی را به روشنی] برای آنان بیان کند. پس خدا هر کس را بخواهد [به کیفر لجاجت و عنادش] گمراه می‌کند، و هر کس را بخواهد، هدایت می‌نماید، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///و ما هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم تا [بتواند به وسیله آن زبان، پیام وحی را به روشنی] برای آنان بیان کند. پس خدا هر کس را بخواهد [به کیفر لجاجت و عنادش] گمراه می‌کند، و هر کس را بخواهد، هدایت می‌نماید، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///هیچ پیامبرى را جز به زبان مردمش نفرستادیم، تا بتواند پیام خدا را برایشان بیان کند. پس خدا هر که را بخواهد گمراه مى‌کند و هر که را بخواهد هدایت مى‌کند و اوست پیروزمند و حکیم.///و ما هیچ پیامبرى را جز به زبان قومش نفرستادیم، تا [حقایق را] براى آنها بیان کند. پس خدا هر که را بخواهد گمراه و هر که را بخواهد هدایت مى‌کند، و او شکست‌ناپذیر حکیم است///و ما هیچ پیامبرى را جز به زبان قومش نفرستادیم، تا [حقایق را] براى آنان بیان کند. پس خدا هر که را بخواهد بى‌راه مى‌گذارد و هر که را بخواهد هدایت مى‌کند، و اوست ارجمند حکیم.///و هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر به زبان قومش، تا [بتواند پیام خدا را] براى مردم بیان کند. پس خداوند هر که را بخواهد [و سزاوار بداند،] گمراه مى‌کند و هر که را بخواهد [و شایسته بداند،] هدایت مى‌نماید. و اوست عزیز و حکیم.///و ما هیچ رسولی در میان قومی نفرستادیم مگر به زبان آن قوم تا بر آنها (معارف و احکام الهی را) بیان کند، آن‌گاه خدا هر که را خواهد به ضلالت وا می‌گذارد و هر که را خواهد به مقام هدایت می‌رساند و او خدای مقتدر داناست.///و هیچ پیامبری نفرستاده‌ایم مگر [با پیامی‌] به زبان قومش، تا [احکام و حقایق را] برای آنان روشن بدارد، آنگاه خداوند هرکس را بخواهد بیراه می‌گذارد و هرکس را که بخواهد هدایت می‌کند و او پیروزمند فرزانه است‌///ما هیچ پیامبری را، جز به زبان قومش، نفرستادیم؛ تا (حقایق را) برای آنها آشکار سازد؛ سپس خدا هر کس را بخواهد (و مستحق بداند) گمراه، و هر کس را بخواهد (و شایسته بداند) هدایت می‌کند؛ و او توانا و حکیم است.///و نفرستادیم فرستاده‌ای جز با زبان قوم خود تا آشکار کند برای ایشان پس گمراه کند خدا هر که را خواهد و هدایت کند هر که را خواهد و او است عزتمند حکیم‌///و ما هیچ پیامبری را جز به زبان (مفهوم برای) قومش نفرستادیم تا (حقایق را) برایشان بیان کند. پس خدا هر که را بخواهد از راه به در می‌برد، و هر که را بخواهد به راه می‌آورد. و اوست عزیز حکیم. quran_en_fa We sent Moses with Our signs (and the command). "Bring out thy people from the depths of darkness into light, and teach them to remember the Days of Allah." Verily in this there are Signs for such as are firmly patient and constant,- grateful and appreciative. و همانا موسی را با نشانه‌های خود فرستادیم [و به او وحی کردیم] که قوم خود را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون آور و روزهای خدا را [که روزهای رحمت، عذاب، پیروزی و شکست است] به آنان یادآوری کن، بی تردید در این روزهای خدا برای هر شکیبای سپاس گزاری نشانه هایی [از توحید، ربوبیت و قدرت خدا] است.///و همانا موسی را با نشانه‌های خود فرستادیم [و به او وحی کردیم] که قوم خود را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون آور و روزهای خدا را [که روزهای رحمت، عذاب، پیروزی و شکست است] به آنان یادآوری کن، بی تردید در این روزهای خدا برای هر شکیبای سپاس گزاری نشانه هایی [از توحید، ربوبیت و قدرت خدا] است.///موسى را با آیات خود فرستادیم که: قوم خود را از تاریکى به روشنایى بیرون آر، و روزهاى خدا را به یادشان بیاور. و در این براى هر شکیباى شکرگزار، عبرتهایى است.///و همانا موسى را با آیات خود فرستادیم که: قوم خود را از تاریکى‌ها به سوى روشنایى بیرون آور، و روزهاى [عبرت انگیز] الهى را به آنان یادآورى کن که قطعا در این [یادآورى‌] براى هر صبر پیشه شکرگزارى عبرت‌هاست///و در حقیقت، موسى را با آیات خود فرستادیم [و به او فرمودیم‌] که قوم خود را از تاریکیها به سوى روشنایى بیرون آور، و روزهاى خدا را به آنان یادآورى کن، که قطعا در این [یادآورى‌]، براى هر شکیباى سپاسگزارى عبرتهاست.///همانا موسى را همراه معجزاتى [به سوى مردم] فرستادیم [و به او گفتیم:] قومت را از تاریکى‌ها به سوى نور خارج ساز و روزهاى [نزول قهر یا لطف] خدا را به آنان یادآورى کن. در این [یادآورى] براى کسانى که صبر و مقاومت و سپاس فراوان داشته باشند، نشانه‌هایى از قدرت الهى است.///و ما موسی عمران را با آیات خود (با تورات و معجزات، بر فرعونیان) فرستادیم که قومت را از ظلمات (جهل و گمراهی) بیرون آور و به عالم نور رسان و روزهای خدا را به یاد آنها آور، که در این یادآوری بر هر شخصی که صبور و شکرگزار است دلایل روشنی نهفته است (ایام الله را برخی به ایام عهد الست و روزگار عالم ذر، و برخی به ایام ظهور پیغمبران و برخی حوادث عظیم لطف بر مؤمنان و قهر بر کافران تفسیر کرده‌اند).///و به راستی که موسی را با معجزات خویش فرستادیم که قومت را از تاریکیها به سوی روشنایی باز بر، و آنان را به یاد ایام الله بینداز، که در این برای هر شکیبای شاکری عبرتهاست‌///ما موسی را با آیات خود فرستادیم؛ (و دستور دادیم:) قومت را از ظلمات به نور بیرون آر! و «ایام الله» را به آنان یاد آور! در این، نشانه‌هایی است برای هر صبر کننده شکرگزار!///و همانا فرستادیم موسی را به آیتهای خود که برون آور قوم خویش را از تاریکیها بسوی روشنائی و یادآوریشان کن به روزهای خدا همانا در این است آیتهایی برای هر شکیبائی سپاسگزار///و ما همانا موسی را به‌راستی با نشانه‌های خود فرستادیم (و به او فرمودیم) که: «قوم خود را از تاریکی‌ها سوی روشنایی بیرون آور و روزهای (ویژه‌ی) خدا را به آنان یادآوری کن. بی‌چون در این (یادآوری) برای هر شکیبایی بسیار سپاسگزار، نشانه‌هایی است.» quran_en_fa Remember! Moses said to his people: "Call to mind the favour of Allah to you when He delivered you from the people of Pharaoh: they set you hard tasks and punishments, slaughtered your sons, and let your women-folk live: therein was a tremendous trial from your Lord." و [یاد کن] زمانی را که موسی به قومش گفت: نعمت خدا را بر خودتان به یاد آورید، آن گاه که شما را از [چنگال] فرعونیان رهایی بخشید، [همانان] که پیوسته شما را شکنجه سخت می‌دادند، و پسرانتان را سر می‌بریدند، و زنانتان را [برای بیگاری] زنده می‌گذاشتند، و در این [حوادث] آزمایش بزرگی از سوی پروردگارتان بود.///و [یاد کن] زمانی را که موسی به قومش گفت: نعمت خدا را بر خودتان به یاد آورید، آن گاه که شما را از [چنگال] فرعونیان رهایی بخشید، [همانان] که پیوسته شما را شکنجه سخت می‌دادند، و پسرانتان را سر می‌بریدند، و زنانتان را [برای بیگاری] زنده می‌گذاشتند، و در این [حوادث] آزمایش بزرگی از سوی پروردگارتان بود.///و موسى به قوم خود گفت: نعمتى را که خدا بر شما ارزانى داشته است به یاد آورید، آنگاه که شما را از فرعونیان رهانید. به سختى آزارتان مى‌کردند و پسرانتان را مى‌کشتند و زنانتان را زنده مى‌گذاشتند و در این از جانب پروردگارتان براى شما آزمایشى بزرگ بود.///و آن‌گاه که موسى به قوم خود گفت: نعمت خدا را که بر شما ارزانى داشت به یاد آورید، آن‌گاه که شما را از فرعونیان نجات داد که بر شما عذاب سخت روا مى‌داشتند و پسرانتان را سر مى‌بریدند و زنانتان را زنده مى‌گذاشتند، و در این [براى شما] از جانب پروردگارتان آز///و [به خاطر بیاور] هنگامى را که موسى به قوم خود گفت: «نعمت خدا را بر خود به یاد آورید، آنگاه که شما را از فرعونیان رهانید، [همانان‌] که بر شما عذاب سخت روا مى‌داشتند، و پسرانتان را سر مى‌بریدند و زنانتان را زنده مى‌گذاشتند، و در این [امر] براى شما از جانب پروردگارتان آزمایشى بزرگ بود.///و [به یادآور] هنگامی که موسى به قوم خود گفت: «نعمت خداوند را بر خود یاد کنید، آن‌گاه که شما را از فرعونیان نجات داد. آنها که شما را به بدترین نوع، عذاب مى‌کردند، پسرانتان را سر مى‌بریدند و زنانتان را [براى کنیزى] زنده نگاه مى‌داشتند. و در این امور، از طرف پروردگارتان آزمایش بزرگى بود.»///و (ای رسول ما) یاد کن وقتی که موسی به قوم خود گفت: به خاطر آورید این نعمت بزرگ خدا را بر خودتان که شما را از فرعونیان نجات داد که آنها شما را به ظلم و شکنجه سخت می‌افکندند و پسرانتان را کشته و دخترانتان را (به ذلت و بیچارگی) زنده می‌گذاشتند و در این امور ابتلا و امتحان بزرگی از جانب خدایتان بر شما بود.///و چنین بود که موسی به قومش گفت نعمت الهی را بر خودتان یاد آورید که شما را از آل فرعون رهانید که عذابی سخت را به شما می‌چشانیدند و پسرانتان را می‌کشتند و دخترانتان را [برای کنیزی‌] زنده نگاه می‌داشتند، و در آن آزمونی بزرگ از سوی پروردگارتان بود///و (به خاطر بیاور) هنگامی را که موسی به قومش گفت: «نعمت خدا را بر خود به یاد داشته باشید، زمانی که شما را از (چنگال) آل فرعون رهایی بخشید! همانها که شما را به بدترین وجهی عذاب می‌کردند؛ پسرانتان را سر می‌بریدند، و زنانتان را (برای خدمتگاری) زنده می‌گذاشتند؛ و در این، آزمایش بزرگی از طرف پروردگارتان برای شما بود!»///و هنگامی که گفت موسی به قوم خود یاد آرید نعمت خدا را بر خویشتن گاهی که رهانید شما را از خاندان فرعون روامی‌داشتند بر شما زشتی عذاب را و به سختی می‌کشتند پسران شما را و به جای می‌گذاردند زنان شما را و در این بود آزمایشی از پروردگار شما بزرگ‌///و چون موسی به قوم خود گفت: «نعمت خدا را بر خودتان به یاد آورید، چون شما را از فرعونیان رهانید؛ حال آنکه با اجبار و به‌ناچار شما را عذابی بس نکوهیده می‌کردند، و پسرانتان را سر می‌بریدند و زنانتان را زنده و بی‌حیا وامی‌گذاشتند. در حالی که در این (امر) برای شما از پروردگارتان آزمایشی بزرگ است.» quran_en_fa And remember! your Lord caused to be declared (publicly): "If ye are grateful, I will add more (favours) unto you; But if ye show ingratitude, truly My punishment is terrible indeed." و [نیز یاد کنید] هنگامی را که پروردگارتان اعلام کرد که اگر سپاس گزاری کنید، قطعا [نعمت] خود را بر شما می‌افزایم، و اگر ناسپاسی کنید، بی تردید عذابم سخت است.///و [نیز یاد کنید] هنگامی را که پروردگارتان اعلام کرد که اگر سپاس گزاری کنید، قطعا [نعمت] خود را بر شما می‌افزایم، و اگر ناسپاسی کنید، بی تردید عذابم سخت است.///و پروردگارتان اعلام کرد که اگر مرا سپاس گویید، بر نعمت شما مى‌افزایم و اگر کفران کنید، بدانید که عذاب من سخت است.///و آن‌گاه که پروردگارتان اعلام کرد که اگر واقعا سپاسگزارى کنید، البته نعمت شما را افزون خواهم کرد، و اگر ناسپاسى کنید عذاب من بسیار سخت است///و آنگاه که پروردگارتان اعلام کرد که اگر واقعا سپاسگزارى کنید، [نعمت‌] شما را افزون خواهم کرد، و اگر ناسپاسى نمایید، قطعا عذاب من سخت خواهد بود.»///و [نیز به یادآور] هنگامى که پروردگارتان اعلام فرمود: «همانا اگر شکر کنید، قطعا [نعمت‌] شما را مى‌افزایم، و اگر ناسپاسی کنید، البته عذاب من سخت است.»///و (باز به خاطر آرید) وقتی که خدا اعلام فرمود که شما بندگان اگر شکر نعمت به جای آرید بر نعمت شما می‌افزایم و اگر کفران کنید عذاب من بسیار سخت است.///و چنین بود که پروردگارتان اعلام داشت که اگر شکر کنید بر نعمت شما می‌افزایم، و اگر کفران‌بورزید [بدانید که‌] عذاب من سخت و سنگین است‌///و (همچنین به خاطر بیاورید) هنگامی را که پروردگارتان اعلام داشت: «اگر شکرگزاری کنید، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود؛ و اگر ناسپاسی کنید، مجازاتم شدید است!»///و هنگامی که اعلام کرد پروردگار شما اگر سپاسگزارید هر آینه بیفزایم شما را و اگر کفر ورزیدید همانا عذاب من است سخت‌///و چون پروردگارتان اعلام کرد: «اگر به‌راستی سپاسگزاری کنید بی‌چون (جمعیت و نعمت) شما را به‌درستی افزون می‌کنم و اگر ناسپاسی نمایید، بی‌گمان (و) بی‌امان عذاب من بسی سخت است.» quran_en_fa And Moses said: "If ye show ingratitude, ye and all on earth together, yet is Allah free of all wants, worthy of all praise. و موسی [به بنی اسرائیل] گفت: اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید [زیانی به خدا نمی‌رسد]؛ زیرا خدا بی نیاز و ستوده است.///و موسی [به بنی اسرائیل] گفت: اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید [زیانی به خدا نمی‌رسد]؛ زیرا خدا بی نیاز و ستوده است.///و موسى گفت: اگر شما و همه مردم روى زمین کافر شوید، خدا بى‌نیاز و درخور ستایش است.///و موسى گفت: اگر شما و هر که در زمین است همگى کافر شوید، به یقین خدا بى‌نیاز و شایسته ستایش است///و موسى گفت: «اگر شما و هر که در روى زمین است همگى کافر شوید، بى‌گمان، خدا بى‌نیاز ستوده‌ [صفات‌] است.»///و موسى [به بنى‌اسرائیل] گفت: «اگر شما و ساکنان زمین همگى کفر ورزید، [به خداوند زیانى نمى‌رسد، زیرا] خداوند بى‌نیاز و شایسته‌ى ستایش است.»///و (باز به یاد آرید که) موسی گفت: اگر شما و همه اهل زمین یک مرتبه کافر شوید خدا (از همه) بی‌نیاز و ستوده صفات است.///و موسی گفت اگر شما و هرکس که در روی زمین است، همگی کفرورزید، خداوند بی‌نیاز ستوده است‌///و موسی (به بنی اسرائیل) گفت: «اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید، (به خدا زیانی نمی‌رسد؛ چرا که) خداوند، بی‌نیاز و شایسته ستایش است!»///و گفت موسی اگر کفر ورزید شما و هر که در زمین است همگی همانا خدا بی‌نیازی است ستوده‌///و موسی گفت: «اگر شما و هر که در روی زمین است، همگان کافر شوید، به‌راستی، خدا بی‌نیاز ستوده (در کل جهان) است.» quran_en_fa Has not the story reached you, (O people!), of those who (went) before you? - of the people of Noah, and 'Ad, and Thamud? - And of those who (came) after them? None knows them but Allah. To them came messengers with Clear (Signs); but they put their hands up to their mouths, and said: "We do deny (the mission) on which ye have been sent, and we are really in suspicious (disquieting) doubt as to that to which ye invite us." آیا خبر [پندآموز] کسانی که پیش از شما بودند، به شما نرسیده؟ [خبر] قوم نوح و عاد و ثمود و آنان که پس از ایشان بودند که جز خدا از آنان آگاه نیست، [همه آنان اقوامی بودند که] پیامبرانشان برای آنان دلایل روشن آوردند، ولی آنان دست هایشان را [به عنوان اعتراض، استهزا، تحقیر کردن و پاسخ ندادن به دعوت پیامبران] در دهان هایشان بردند و گفتند: مسلما ما به آن رسالتی که شما به آن فرستاده شده‌اید، کافریم و نسبت به آنچه ما را به آن دعوت می‌کنید، به شدت در شک و تردیدیم!!///آیا خبر [پندآموز] کسانی که پیش از شما بودند، به شما نرسیده؟ [خبر] قوم نوح و عاد و ثمود و آنان که پس از ایشان بودند که جز خدا از آنان آگاه نیست، [همه آنان اقوامی بودند که] پیامبرانشان برای آنان دلایل روشن آوردند، ولی آنان دست هایشان را [به عنوان اعتراض، استهزا، تحقیر کردن و پاسخ ندادن به دعوت پیامبران] در دهان هایشان بردند و گفتند: مسلما ما به آن رسالتی که شما به آن فرستاده شده‌اید، کافریم و نسبت به آنچه ما را به آن دعوت می‌کنید، به شدت در شک و تردیدیم!!///آیا خبر کسانى که پیش از شما بوده‌اند، چون قوم نوح و عاد و ثمود و نیز کسانى که بعد از آنها بوده‌اند، به شما نرسیده است؟ جز خدا کسى را از آنان آگاهى نیست. پیامبرانشان همراه با دلایل روشن آمدند و آنها دست بر دهان بردند و گفتند: ما به آنچه بدان مأمور شده‌اید ایمان نمى‌آوریم و در چیزى که ما را بدان مى‌خوانید سخت در تردید هستیم.///آیا خبر کسانى که پیش از شما بودند: قوم نوح و عاد و ثمود و کسانى که پس از آنان بودند و تنها خدا آنها را مى‌شناسد، به شما نرسیده است؟ پیامبرانشان دلایل روشن برایشان آوردند، ولى آنها دست بر دهان گرفتند و گفتند: ما به آنچه شما مأموریت دارید کافریم و از آن///آیا خبر کسانى که پیش از شما بودند: قوم نوح و عاد و ثمود، و آنانکه بعد از ایشان بودند [و] کسى جز خدا از آنان آگاهى ندارد، به شما نرسیده است؟ فرستادگانشان دلایل آشکار برایشان آوردند، ولى آنان دستهایشان را [به نشانه اعتراض‌] بر دهانهایشان نهادند و گفتند: «ما به آنچه شما بدان مأموریت دارید کافریم، و از آنچه ما را بدان مى‌خوانید سخت در شکیم.»///آیا خبر کسانى که قبل از شما بودند، [همچون خبر غرق شدن] قوم نوح و [طوفان قوم] عاد و [صاعقه‌ى قوم] ثمود و کسانى که بعد از آن‌ها بودند، به شما نرسیده است؟ همان‌ها که جز خداوند از آن‌ها آگاه نیست. پیامبرانشان همراه با معجزات به سراغشان آمدند، ولى آن‌ها دست‌هایشان را [به نشانه اعتراض و تمسخر] در دهانشان مى‌گذاشتند و مى‌گفتند: «ما به آنچه شما به آن فرستاده شده‌اید، کفر مى‌ورزیم و ما از آنچه شما ما را به آن دعوت مى‌کنید، در شک و تردید هستیم.»///آیا اخبار بسیاری از پیشینیان شما مانند قوم نوح و عاد و ثمود و اقوام بعد از اینها که جز خدا کسی بر احوالشان آگاه نیست به شما نرسیده که پیغمبرانشان آیات و معجزات روشن بر آنها آوردند و آنها (از تعجب و خشم) دست به دهان فرو برده می‌گفتند که ما به هر چه شما پیغمبران مأمور تبلیغ آن هستید کافریم و هم در آنچه شما ما را بدان دعوت می‌کنید شک و تردید داریم.///آیا خبر کسانی چون قوم نوح و عاد و ثمود که پیش از شما بودند، و کسانی که پس از آنان بودند، به شما نرسیده است، که هیچ کس جز خداوند آنان را نمی‌شناسد، که پیامبرانشان برای آنان معجزاتی [به میان‌] آوردند، آنگاه آنان دستهایشان را بر دهانهایشان بردند [که خاموش!]، و گفتند ما رسالت شما را نمی‌پذیریم و ما از آنچه ما را بدان می‌خوانید، سخت در شکیم‌///آیا خبر کسانی که پیش از شما بودند، به شما نرسید؟! «قوم نوح» و «عاد» و «ثمود» و آنها که پس از ایشان بودند؛ همانها که جز خداوند از آنان آگاه نیست؛ پیامبرانشان دلایل روشن برای آنان آوردند، ولی آنها (از روی تعجب و استهزا) دست بر دهان گرفتند و گفتند: «ما به آنچه شما به آن فرستاده شده‌اید، کافریم! و نسبت به آنچه ما را به سوی آن می‌خوانید، شک و تردید داریم!»///آیا نرسید به شما داستان آنان که پیش از شما بودند قوم نوح و عاد و ثمود و آنان که پس از ایشان بودند نداندشان جز خدا بیامدشان فرستادگان ایشان به نشانیها پس بازگردانیدند دستهای خویش را در دهانهای خود و گفتند همانا کفر ورزیدیم بدانچه فرستاده شده‌اید بدان و همانا مائیم در شکی از آنچه ما را بدان خوانید شک‌آورنده‌///آیا خبر مهم کسانی که پیش از شما بودند - (یعنی) قوم نوح و عاد و ثمود و آنانی که بعد از ایشان بودند (و) کسی جز خدا از آنان آگاهی ندارد - شما را نیامده است؟ فرستادگانش دلایل آشکار برایشان آوردند، پس آنان دست‌هایشان را (به نشانه‌ی اعتراض) بر دهان‌ها‌شان نهادند و گفتند: «ما به آنچه شما بدان مأموریت دارید همواره کفر ورزیدیم و بی‌گمان از آنچه ما را بدان می‌خوانید در (ژرفای) شکی مستند سخت غرقه‌ایم.» quran_en_fa Their messengers said: "Is there a doubt about Allah, The Creator of the heavens and the earth? It is He Who invites you, in order that He may forgive you your sins and give you respite for a term appointed!" They said: "Ah! ye are no more than human, like ourselves! Ye wish to turn us away from the (gods) our fathers used to worship: then bring us some clear authority." پیامبرانشان گفتند: آیا در خدا که آفریننده آسمان‌ها و زمین است، شکی هست؟ او شما را دعوت [به ایمان] می‌کند تا همه گناهانتان را بیامرزد، و شما را تا زمان معین [عمرتان] مهلت می‌دهد. پاسخ دادند: شما بشرهایی مانند ما هستید که می‌خواهید ما را از معبودهایی که پدرانمان می‌پرستیدند باز دارید؛ پس [شما] دلیل روشنی [بر اثبات رسالت خود که مورد پسند ما باشد] بیاورید.///پیامبرانشان گفتند: آیا در خدا که آفریننده آسمان‌ها و زمین است، شکی هست؟ او شما را دعوت [به ایمان] می‌کند تا همه گناهانتان را بیامرزد، و شما را تا زمان معین [عمرتان] مهلت می‌دهد. پاسخ دادند: شما بشرهایی مانند ما هستید که می‌خواهید ما را از معبودهایی که پدرانمان می‌پرستیدند باز دارید؛ پس [شما] دلیل روشنی [بر اثبات رسالت خود که مورد پسند ما باشد] بیاورید.///پیامبرانشان گفتند: آیا در خدا -آن آفریننده آسمانها و زمین- شکى هست؟ شما را فرامى‌خواند تا گناهانتان را بیامرزد و تا مدتى معین شما را زنده گذارد. گفتند: شما جز مردمانى همانند ما نیستید. مى‌خواهید ما را از آنچه پدرانمان مى‌پرستیدند باز دارید. براى ما دلیلى روشن بیاورید.///پیامبرانشان گفتند: مگر در باره‌ى خدا- پدید آورنده‌ى آسمان‌ها و زمین- شکى هست؟! شما را دعوت مى‌کند تا بخشى از گناهانتان را ببخشاید و اجل شما را تا مدتى معین به تأخیر اندازد. گفتند: شما جز بشرى مانند ما نیستید، مى‌خواهید ما را از آنچه پدرانمان مى‌پرستی///پیامبرانشان گفتند: «مگر در باره خدا -پدید آورنده آسمانها و زمین- تردیدى هست؟ او شما را دعوت مى‌کند تا پاره‌اى از گناهانتان را بر شما ببخشاید و تا زمان معینى شما را مهلت دهد.» گفتند: «شما جز بشرى مانند ما نیستید. مى‌خواهید ما را از آنچه پدرانمان مى‌پرستیدند باز دارید. پس براى ما حجتى آشکار بیاورید.»///پیامبرانشان [در جواب] گفتند: «آیا درباره خدا، آفریدگار آسمان‌ها و زمین، جای شکى هست؟ او که شما را [به راه حق] دعوت مى‌کند تا از گناهانتان بگذرد، و تا موعد معین شما را مهلت دهد.» [کفار] گفتند: «شما تنها انسانى همچون خود مایید، [امتیازى بر ما ندارید،] شما مى‌خواهید ما را از آنچه نیاکان ما مى‌پرستیدند بازدارید. پس براى ما برهان و معجزه‌اى روشن [آن­گونه که ما مى‌خواهیم،] بیاورید.»///رسولان در جواب آنها گفتند: آیا در خدا که آفریننده آسمانها و زمین است شک توانید کرد؟ خدایی که شما را به مغفرت و آمرزش از گناهانتان می‌خواند و می‌خواهد به اجل معین و عمر طبیعی برساند. باز کافران گفتند: ما شما (پیغمبران) را مثل خود بشری بیشتر نمی‌دانیم که می‌خواهید ما را از آنچه پدران ما می‌پرستیدند منع کنید، پس (اگر به راستی پیغمبر هستید) برای ما حجت و معجزی آشکار (که ما را مجبور به ایمان کند) بیاورید.///پیامبرانشان گفتند آیا در خداوندی که پدید آورنده آسمانها و زمین است، شکی هست؟ که شما را می‌خواند که گناهانتان را بیامرزد، و شما را تا مهلتی معین واپس‌دارد، گفتند شما جز انسانهایی همانند ما نیستید که می‌خواهید ما را از آنچه پدرانمان می‌پرستیده‌اند، باز دارید، [اگر چنین نیست‌] پس برای ما برهانی آشکار بیاورید///رسولان آنها گفتند: «آیا در خدا شک است؟! خدایی که آسمانها و زمین را آفریده؛ او شما را دعوت می‌کند تا گناهانتان را ببخشد، و تا موعد مقرری شما را باقی گذارد!» آنها گفتند: «(ما اینها را نمی‌فهمیم! همین اندازه می‌دانیم که) شما انسانهایی همانند ما هستید، می‌خواهید ما را از آنچه پدرانمان می‌پرستیدند بازدارید؛ شما دلیل و معجزه روشنی برای ما بیاورید!»///گفتند فرستادگان ایشان آیا در خدا هست شکی پدیدآرنده آسمانها و زمین می‌خواند شما را تا بیامرزد برای شما از گناهان شما و پس اندازد شما را تا سرآمدی نامبرده گفتند نیستید شما مگر بشری همانند ما خواهید که بازدارید ما را از آنچه می‌پرستیدند پدران ما پس بیاورید ما را به فرمانروائی آشکار///پیامبرانشان گفتند: «مگر درباره‌ی خدا - پدیدآورنده‌ی آسمان‌ها و زمین - شکی است‌؟ او شما را دعوت می‌کند تا پاره‌ای از گناهانتان را برایتان بپوشاند، و سوی زمان معینی شما را واپس اندازد.» گفتند: «شما جز بشری مانند ما نیستید. می‌خواهید ما را از آنچه پدرانمان می‌پرستیده‌اند باز دارید. پس ما را سلطه‌ای آشکارگر بیاورید.» quran_en_fa Their messengers said to them: "True, we are human like yourselves, but Allah doth grant His grace to such of his servants as He pleases. It is not for us to bring you an authority except as Allah permits. And on Allah let all men of faith put their trust. پیامبرانشان به آنان گفتند: یقینی است که ما بشری مانند شما هستیم، ولی خدا به هر کس از بندگانش که بخواهد [با عطا کردن مقام نبوت] منت می‌نهد و ما را نسزد که جز به اجازه خدا معجزه‌ای برای شما بیاوریم، و باید مؤمنان فقط بر خدا توکل کنند.///پیامبرانشان به آنان گفتند: یقینی است که ما بشری مانند شما هستیم، ولی خدا به هر کس از بندگانش که بخواهد [با عطا کردن مقام نبوت] منت می‌نهد و ما را نسزد که جز به اجازه خدا معجزه‌ای برای شما بیاوریم، و باید مؤمنان فقط بر خدا توکل کنند.///پیامبرانشان گفتند: ما جز مردمانى همانند شما نیستیم ولى خدا بر هر یک از بندگانش که بخواهد منت نهد. ما را نسزد که براى شما دلیلى، جز به فرمان خدا، بیاوریم و مؤمنان بر خدا توکل کنند.///پیامبرانشان به آنها گفتند: ما جز بشرى مثل شما نیستیم، ولى خدا بر هر که از بندگانش بخواهد منت مى‌نهد [و مقام رسالت مى‌دهد]، و ما را نرسد که جز به اذن خدا براى شما معجزه‌اى بیاوریم، و مؤمنان باید بر خدا توکل کنند و بس///پیامبرانشان به آنان گفتند: «ما جز بشرى مثل شما نیستیم. ولى خدا بر هر یک از بندگانش که بخواهد منت مى‌نهد، و ما را نرسد که جز به اذن خدا براى شما حجتى بیاوریم، و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.»///پیامبرانشان در جواب گفتند: «[آرى!] ما تنها بشرى مثل شماییم، ولى خداوند بر هر کس از بندگانش که بخواهد، منت مى‌گذارد [و او را بر مردم مبعوث مى‌کند] و ما هرگز نمى‌توانیم معجزه‌اى برای شما جز به فرمان خدا بیاوریم، و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکل نمایند.///رسولان باز به کافران پاسخ دادند که آری ما هم مانند شما بشری بیش نیستیم لیکن خدا بر هر کس از بندگان که بخواهد (به نعمت بزرگ نبوت) منت می‌گذارد، و ما را نرسد که برای شما آیت و معجزی الا به اذن و دستور خدا بیاوریم، و مؤمنان (در هر حال) باید تنها به خدا توکل کنند.///پیامبرانشان به ایشان گفتند [آری‌] ما جز انسانهایی مانند شما نیستیم، ولی خداوند بر هرکس از بندگانش که بخواهد منت می‌نهد [و نعمت می‌دهد] و ما را نرسد که جز به اذن الهی برای شما برهانی بیاوریم و مؤمنان باید که بر خداوند توکل کنند///پیامبرانشان به آنها گفتند: «درست است که ما بشری همانند شما هستیم، ولی خداوند بر هر کس از بندگانش بخواهد (و شایسته بداند)، نعمت می‌بخشد (و مقام رسالت عطا می‌کند)! و ما هرگز نمی‌توانیم معجزه‌ای جز بفرمان خدا بیاوریم! (و از تهدیدهای شما نمی‌هراسیم؛) افراد باایمان باید تنها بر خدا توکل کنند!///گفت بدیشان فرستادگان ایشان نیستیم ما جز بشری همانند شما و لیکن خدا منت نهد بر هرکه خواهد از بندگان خویش و نرسد ما را که بیاریمتان فرمانروائیی مگر به اذن خدا و بر خدا پس باید توکل کنند مؤمنان‌///پیامبرانشان برایشان گفتند: «ما جز بشری همانند شما نیستیم، ولی خدا بر هر یک از بندگانش که بخواهد منت می‌نهد. و ما را هیچ‌گاه نبوده است که جز به اذن خدا برای شما حجتی سلطه‌گر بیاوریم. و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.» quran_en_fa "No reason have we why we should not put our trust on Allah. Indeed He Has guided us to the Ways we (follow). We shall certainly bear with patience all the hurt you may cause us. For those who put their trust should put their trust on Allah." و ما را چه عذر و بهانه‌ای است که بر خدا توکل نکنیم، در حالی که ما را به راه‌های [خوشبختی و سعادت] مان هدایت کرد، و قطعا بر آزاری که [در راه دعوت به توحید] از ناحیه شما به ما می‌رسد، شکیبایی می‌ورزیم، پس باید توکل کنندگان فقط بر خدا توکل کنند.///و ما را چه عذر و بهانه‌ای است که بر خدا توکل نکنیم، در حالی که ما را به راه‌های [خوشبختی و سعادت] مان هدایت کرد، و قطعا بر آزاری که [در راه دعوت به توحید] از ناحیه شما به ما می‌رسد، شکیبایی می‌ورزیم، پس باید توکل کنندگان فقط بر خدا توکل کنند.///چرا بر خدا توکل نکنیم، و حال آنکه او راه ما را به ما بنمود؟ و ما بر آزارى که به ما مى‌رسانید صبر خواهیم کرد و توکل‌کنندگان بر خدا توکل کنند.///و چرا بر خدا توکل نکنیم و حال آن که ما را به راه‌هایمان رهبرى کرده است؟ و ما بر آزارى که به ما رساندید البته صبر خواهیم کرد، و اهل توکل باید تنها بر خدا توکل کنند///و چرا بر خدا توکل نکنیم و حال آنکه ما را به راه‌هایمان رهبرى کرده است؟ و البته ما بر آزارى که به ما رساندید شکیبایى خواهیم کرد، و توکل‌کنندگان باید تنها بر خدا توکل کنند.///و چرا ما بر خدا توکل نکنیم؟ در حالى که او ما را به راه‌هاى [سعادت] ما هدایت کرده است؟ قطعا ما در برابر هر آزارى که شما نسبت به ما روا دارید، مقاومت خواهیم کرد. و اهل توکل باید فقط بر خدا توکل نمایند.»///و چرا ما بر خدا توکل نکنیم در صورتی که خدا ما را به راه راستمان هدایت فرموده؟ و البته (در راه اطاعت و رضای خدا) بر آزار و ستمهای شما صبر خواهیم کرد، و ارباب توکل باید (در همه حال خوش و ناخوش) تنها بر خدا توکل کنند.///و ما را نرسد که بر خداوند توکل نکنیم، و حال آنکه ما را به راه درستمان هدایت کرده است، و بر آزاری که به ما می‌دهید، شکیبایی خواهیم کرد، و اهل توکل باید که بر خداوند توکل کنند///و چرا بر خدا توکل نکنیم، با اینکه ما را به راه‌های (سعادت) رهبری کرده است؟! و ما بطور مسلم در برابر آزارهای شما صبر خواهیم کرد (و دست از رسالت خویش بر نمی‌داریم)! و توکل‌کنندگان، باید فقط بر خدا توکل کنند!»///و چه شود ما را توکل نکنیم بر خدا حالی که به راستی هدایت کرده است ما را به راه‌های ما و همانا شکیبا شویم بر آنچه ما را بیازرده‌اید و بر خدا پس باید توکل کنند توکل‌کنان‌///«و ما را چیست که بر خدا توکل نکنیم، حال آنکه به راستی ما را به راه‌های راهوارمان رهبری کرده است‌؟ و البته ما بر آزاری که به ما رساندید باید شکیبایی کنیم، و توکل‌کنندگان باید تنها بر خدا توکل کنند.» quran_en_fa And the Unbelievers said to their messengers: "Be sure we shall drive you out of our land, or ye shall return to our religion." But their Lord inspired (this Message) to them: "Verily We shall cause the wrong-doers to perish! ولی کفرپیشگان به پیامبرانشان گفتند: مسلما ما شما را از سرزمین خود بیرون خواهیم کرد، مگر اینکه هم کیش ما شوید. پس پروردگارشان به آنان وحی کرد: ما قطعا ستمکاران را نابود می‌کنیم.///ولی کفرپیشگان به پیامبرانشان گفتند: مسلما ما شما را از سرزمین خود بیرون خواهیم کرد، مگر اینکه هم کیش ما شوید. پس پروردگارشان به آنان وحی کرد: ما قطعا ستمکاران را نابود می‌کنیم.///کافران به پیامبرانشان گفتند: یا شما را از سرزمین خود مى‌رانیم یا به کیش ما بازگردید. پس پروردگارشان به پیامبران وحى کرد که: ستمکاران را هلاک خواهیم کرد.///و کسانى که کافر شدند، به پیامبرانشان گفتند: [یا] شما را از سرزمین خود بیرون مى‌کنیم، یا به کیش ما باز مى‌گردید. پس پروردگارشان به آنها وحى کرد که حتما ستمگران را هلاک خواهیم کرد///و کسانى که کافر شدند، به پیامبرانشان گفتند: «شما را از سرزمین خودمان بیرون خواهیم کرد مگر اینکه به کیش ما بازگردید.» پس پروردگارشان به آنان وحى کرد که حتما ستمگران را هلاک خواهیم کرد.///و کفار به پیامبرانشان گفتند: «ما قطعا شما را از سرزمین خود بیرون مى‌کنیم، مگر آن که در کیش ما درآیید.» پس پروردگارشان به آنان وحى کرد که ما حتما ستمگران را نابود مى‌کنیم.///باز کافران به رسولان پاسخ دادند که ما البته شما را از شهر و دیار خود بیرون می‌کنیم مگر آنکه به آیین ما برگردید، در این حال (که رسولان مأیوس از ایمان کافران شدند) خدا به آنها وحی فرمود که (غم مخورید) البته ما ستمکاران را هلاک خواهیم کرد.///و کافران به پیامبرانشان گفتند یقینا شما را از سرزمینمان آواره می‌کنیم، مگر آنکه به آیین ما باز گردید، و پروردگارشان به آنان وحی کرد که ستمکاران را نابود خواهیم کرد///(ولی) کافران به پیامبران خود گفتند: «ما قطعا شما را از سرزمین خود بیرون خواهیم کرد، مگر اینکه به آیین ما بازگردید!» در این حال، پروردگارشان به آنها وحی فرستاد که: «ما ظالمان را هلاک می‌کنیم!///و گفتند آنان که کفر ورزیدند به پیمبران خود همانا برون رانیم شما را از سرزمین خود یا که بازگردید در کیش ما پس وحی کرد بسوی ایشان پروردگارشان که البته هلاک کنیم ستمگران را///و (تمامی) کسانی که (در تاریخ رسالت‌ها) کافر شدند، به (تمامی‌) پیامبرانشان گفتند: «شما را از سرزمین خودمان بی‌چون (و) بی‌گمان بیرون می‌کنیم، یا (اینکه) به‌راستی و یقین به کیش ما باز گردید.» پس پروردگارشان به آنان وحی کرد: «بی‌امان ستمگران را بس هلاک خواهیم کرد.» quran_en_fa "And verily We shall cause you to abide in the land, and succeed them. This for such as fear the Time when they shall stand before My tribunal,- such as fear the punishment denounced." و یقینا شما را پس از آنان در آن سرزمین ساکن خواهیم کرد. این [لطف و رحمت] ویژه کسی است که از مقام من بترسد، و از تهدید [به عذابم] بیم داشته باشد.///و یقینا شما را پس از آنان در آن سرزمین ساکن خواهیم کرد. این [لطف و رحمت] ویژه کسی است که از مقام من بترسد، و از تهدید [به عذابم] بیم داشته باشد.///و شما را پس از ایشان در آن سرزمین جاى خواهیم داد. این از آن کسى است که از ایستادن در پیشگاه من و از وعده عذاب من بترسد.///و قطعا شما را پس از ایشان در [آن‌] سرزمین اسکان خواهیم داد. این براى کسى است که از مقام من بترسد و از تهدیدم بیمناک باشد///و قطعا شما را پس از ایشان در آن سرزمین سکونت خواهیم داد. این براى کسى است که از ایستادن [در محشر به هنگام حساب‌] در پیشگاه من بترسد و از تهدیدم بیم داشته باشد.///و بعد از [هلاکت] ستمگران، شما را در آن سرزمین سکونت خواهیم داد. این، براى کسانى است که از مقام من پروا کنند و از وعده‌ی تهدیدآمیزم بترسند.///و محققا ما شما رسولان (و پیروانتان) را در سرزمین کافران پس از هلاک آنها (با آسایش و ایمنی) ساکن می‌گردانیم و این (آسایش) نصیب کسی است که از مقام من خائف است و از وعده قهر و عقاب من می‌ترسد.///و پس از آنان شما را در این سرزمین سکنا می‌دهیم، این برای کسی است که از ایستادن [در محشر به هنگام حساب‌] در پیشگاه من بترسد، و از هشدار من بهراسد///و شما را بعد از آنان در زمین سکوت خواهیم داد، این (موفقیت)، برای کسی است که از مقام (عدالت) من بترسد؛ و از عذاب (من) بیمناک باشد!»///و البته جایگزین سازیم شما را در زمین پس از ایشان این برای آن کس است که بترسد جایگاه مرا و بترسد از تهدید من‌///«و به‌راستی و درستی شما را پس از ایشان (به جایشان) در (این) سرزمین سکونت خواهیم داد. این برای کسی است که از پایگاه (ربانی‌) و شأن من بهراسد، و از تهدیدم بیم داشته باشد.» quran_en_fa But they sought victory and decision (there and then), and frustration was the lot of every powerful obstinate transgressor. و پیامبران [از خدا] درخواست گشایش و پیروزی کردند، و هر سرکش منحرفی [از رسیدن به هدفش] نومید شد.///و پیامبران [از خدا] درخواست گشایش و پیروزی کردند، و هر سرکش منحرفی [از رسیدن به هدفش] نومید شد.///پیروزى خواستند و هر جبار کینه‌توزى نومید شد.///و آنها پیروزى خواستند و [سر انجام‌] هر زورگوى لجوجى ناکام شد///و [پیامبران از خدا] گشایش خواستند، و [سرانجام‌] هر زورگوى لجوجى نومید شد.///و [پیامبران و مؤمنان] در انتظار فتح و پیروزى بودند، و [سرانجام] هر ستمگر لجوج، محروم ماند.///و (از خدا) فتح و پیروزی خواستند (و البته فتح و فیروزی بر حسب وعده ما نصیب رسولان خداست) و نصیب هر ستمگر جبار هلاکت و حرمان است.///و [یاری و] داوری خواستند و هر زورگوی ستیزه‌جویی ناکام شد///و آنها (از خدا) تقاضای فتح و پیروزی (بر کفار) کردند؛ و (سرانجام) هر گردنکش منحرفی نومید و نابود شد!///و پیروزی (یا گشایش) جستند و نومید شد هر گردنکش کینه‌ورزی‌///و (پیامبران و کافران توأمان) از خدا گشایش خواستند و (سرانجام) هر زورگوی لجوجی نومید شد. quran_en_fa In front of such a one is Hell, and he is given, for drink, boiling fetid water. [سرانجام] پیش روی او دوزخ است، و او را از آبی چرکین و متعفن می‌نوشانند!!///[سرانجام] پیش روی او دوزخ است، و او را از آبی چرکین و متعفن می‌نوشانند!!///پشت سرش جهنم است تا در آنجا از آب چرک و خونش بخورانند.///از پشت سرش جهنم است، و از آب چرک و خونش مى‌نوشانند/// [آن کس که‌] دوزخ پیش روى اوست و به او آبى چرکین نوشانده مى‌شود.///عاقبت این [ستمگر لجوج] دوزخ است. و از آبى بدبو و چرکین نوشانده مى‌شود.///از پی گردنکش عنود آتش دوزخ خواهد بود و آبی که به او آشامند (در دوزخ) آب پلید چرکین است.///که در پیشاپیش او جهنم است و از آبی زردابه‌آمیز به او می‌نوشانند///به دنبال او جهنم خواهد بود؛ و از آب بد بوی متعفنی نوشانده می‌شود!///پشت سر او است دوزخ و نوشانیده شود از آب چرک خون آلود///(آن کس که) دوزخ از پی اوست و به او آبی مرگبار نوشانده می‌شود، quran_en_fa In gulps will he sip it, but never will he be near swallowing it down his throat: death will come to him from every quarter, yet will he not die: and in front of him will be a chastisement unrelenting. آن را [به سختی و مشقت] جرعه جرعه می‌نوشد، [و به خواست خود حاضر به نوشیدن نیست، بلکه به زور و جبر در گلویش می‌ریزند،] و [او] نمی‌تواند آن را به [آسانی] فرو برد، و مرگ از هر طرف به او رو می‌کند، ولی مردنی نیست، و عذابی سخت و انبوه به دنبال اوست.///آن را [به سختی و مشقت] جرعه جرعه می‌نوشد، [و به خواست خود حاضر به نوشیدن نیست، بلکه به زور و جبر در گلویش می‌ریزند،] و [او] نمی‌تواند آن را به [آسانی] فرو برد، و مرگ از هر طرف به او رو می‌کند، ولی مردنی نیست، و عذابی سخت و انبوه به دنبال اوست.///جرعه‌جرعه آن را مى‌نوشد و هیچ گواراى او نیست و مرگ از هر سو بر او مى‌تازد اما نمى‌میرد، که عذابى سخت در انتظار اوست.///آن را جرعه جرعه مى‌نوشد و نمى‌تواند آن را فرو برد، و مرگ از هر طرف به سویش مى‌آید اما مردنى نیست، و عذابى سنگین به دنبال دارد///آن را جرعه جرعه مى‌نوشد و نمى‌تواند آن را فرو برد، و مرگ از هر جانبى به سویش مى‌آید ولى نمى‌میرد و عذابى سنگین به دنبال دارد.///آن را جرعه جرعه مى‌آشامد، در حالى که فروبردن آن هرگز گوارا نیست. و مرگ از هر سو به سراغ او مى‌آید، ولى او مردنى نیست و پس از آن، عذابی شدید است.///که آن آب پلید را جرعه جرعه می‌آشامد و هیچ گوارای او نشود، و از هر جانب مرگ به وی روی آور شود ولی نمیرد و فراروی او عذابی سخت خواهد بود.///که آن را جرعه جرعه بنوشد و نتواند فرو برد، و مرگ از هر سو به سراغ او آید و او مردنی نیست، و عذابی سخت و سنگین در پیشاپیش خود دارد///بزحمت جرعه جرعه آن را سرمی‌کشد؛ و هرگز حاضر نیست به میل خود آن را بیاشامد؛ و مرگ از هرجا به سراغ او می‌آید؛ ولی با این همه نمی‌میرد! و بدنبال آن، عذاب شدیدی است!///جرعه جرعه نوشدش و نیارد فروبردش (گوارا شودش) و بیایدش مرگ از همه سوی و نیست او مرده و از پس او است عذابی انبوه‌///آن را جرعه جرعه می‌نوشد و نتواند آن را به آسانی و خوشی فرو برد و مرگ از هر جانبی سویش می‌آید - حال آنکه مرده نیست- و عذابی سنگین را به دنبال دارد. quran_en_fa The parable of those who reject their Lord is that their works are as ashes, on which the wind blows furiously on a tempestuous day: No power have they over aught that they have earned: that is the straying far, far (from the goal). وصف حال کسانی که به پروردگارشان کافر شدند [این گونه است] اعمالشان مانند خاکستری است که در یک روز توفانی، تند بادی بر آن بوزد [و آن را به صورتی که هرگز نتوان جمع کرد، پراکنده کند] آنان نمی‌توانند از اعمال خیری که انجام داده‌اند، چیزی [برای ارائه به بازار قیامت جهت کسب ثواب و پاداش] به دست آورند؛ این است آن گمراهی دور.///وصف حال کسانی که به پروردگارشان کافر شدند [این گونه است] اعمالشان مانند خاکستری است که در یک روز توفانی، تند بادی بر آن بوزد [و آن را به صورتی که هرگز نتوان جمع کرد، پراکنده کند] آنان نمی‌توانند از اعمال خیری که انجام داده‌اند، چیزی [برای ارائه به بازار قیامت جهت کسب ثواب و پاداش] به دست آورند؛ این است آن گمراهی دور.///مثل اعمال کسانى که به خدا کافر شده‌اند چون خاکسترى است که در روزى طوفانى بادى سخت بر آن بوزد. توان نگه‌داشتن آنچه را که به دست آورده‌اند ندارند. این است گمراهى بى‌انتها.///مثل کسانى که به پروردگار خود کافر شدند، اعمالشان همچون خاکسترى است که در روز طوفانى باد شدیدى بر آن بوزد، که به چیزى از آنچه کسب کرده‌اند دست نیابند. این همان گمراهى دور است///مثل کسانى که به پروردگار خود کافر شدند، کردارهایشان به خاکسترى مى‌ماند که بادى تند در روزى طوفانى بر آن بوزد: از آنچه به دست آورده‌اند هیچ [بهره‌اى‌] نمى‌توانند برد. این است همان گمراهى دور و دراز.///مثل [کارهاى] کسانى که به پروردگارشان کفر ورزیدند، همچون خاکسترى است که در روزی طوفانى، تندبادى بر آن بوزد، آنان بر حفظ ذره‌اى از آنچه به دست آورده‌اند، قادر نیستند. این، همان گمراهى دور و عمیق است.///مثل اعمال کسانی که به خدا کافر شدند به خاکستری می‌ماند که در روز تند باد شدید همه به باد فنا رود، که از همه کوشش خود هیچ نتیجه نبرند. این همان ضلالت (و حسرت) دور (از طریق نجات) است.///داستان اعمال کسانی که به پروردگارشان کفرورزیده‌اند، همچون خاکستری است که در روز طوفانی، باد بر آن بوزد، که از آنچه به دست آورده‌اند، چیزی در دست ندارند، این همان گمراهی دور و دراز است‌///اعمال کسانی که به پروردگارشان کافر شدند، همچون خاکستری است در برابر تندباد در یک روز طوفانی! آنها توانایی ندارند کمترین چیزی از آنچه را انجام داده‌اند، به دست آورند؛ و این همان گمراهی دور و دراز است!///مثل آنان که کفر ورزیدند به پروردگار خویش کردار ایشان مانند خاکستری است که بوزد بدان باد در روزی تند قادر نباشند از آنچه فراهم کردند بر چیزی این است آن گمراهی دور///مثل کسانی که به پروردگارشان کافر شدند؛ کردارهایشان به خاکستری می‌ماند که بادی تند در روزی طوفانی بر آن وزید. از آنچه به دست آورده‌اند هیچ (بهره‌ای) نمی‌توانند برد. این است همان گمراهی دور و دراز. quran_en_fa Seest thou not that Allah created the heavens and the earth in Truth? If He so will, He can remove you and put (in your place) a new creation? [ای انسان!] آیا [به طور قطع و یقین] ندانسته‌ای که خدا آسمان‌ها و زمین را بر پایه درستی و راستی و نظم و حساب آفرید؟ اگر بخواهد شما را از میان می‌برد، و خلقی جدید می‌آورد.///[ای انسان!] آیا [به طور قطع و یقین] ندانسته‌ای که خدا آسمان‌ها و زمین را بر پایه درستی و راستی و نظم و حساب آفرید؟ اگر بخواهد شما را از میان می‌برد، و خلقی جدید می‌آورد.///آیا ندیده‌اى که خدا آسمانها و زمین را به حق آفریده است؟ اگر بخواهد شما را مى‌برد و مخلوقى تازه مى‌آورد.///آیا ندیدى که خدا آسمان‌ها و زمین را به حق آفریده است؟ اگر بخواهد شما را مى‌برد و خلق تازه‌اى مى‌آورد///آیا در نیافته‌اى که خدا آسمانها و زمین را به حق آفریده؟ اگر بخواهد شما را مى‌برد و خلق تازه‌اى مى‌آورد،///[اى انسان!] آیا ندیدى که خداوند آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید؟ اگر بخواهد شما را مى‌برد و آفریده‌اى جدید مى‌آورد.///(ای بشر) آیا ندانستی که خدا آسمانها و زمین را به حق و برای مقصود بزرگی آفریده و اگر بخواهد شما (جنس بشر) همه را در زمین نابود می‌سازد و خلقی دیگر از نو می‌آفریند؟///آیا ندانسته‌ای که خداوند آسمانها و زمین را به حق آفریده است، اگر بخواهد شما را [از میان‌] می‌برد و آفریدگان جدیدی به میان می‌آورد///آیا ندیدی خداوند، آسمانها و زمین را بحق آفریده است؟! اگر بخواهد، شما را می‌برد و خلق تازه‌ای می‌آورد!///آیا نبینی که خدا بیافریده است آسمانها و زمین را به حق اگر خواهد می‌برد شما را و می‌آورد آفرینشی نوین‌///آیا ندیدی [: درنیافتی] که خدا به‌راستی آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید؟ اگر بخواهد شما را می‌برد و خلق تازه‌ای (به جایتان) می‌آورد. quran_en_fa Nor is that for Allah any great matter. و این [کار] بر خدا دشوار و گران نیست.///و این [کار] بر خدا دشوار و گران نیست.///و این بر خدا دشوار نیست.///و این بر خدا دشوار نیست///و این [کار] بر خدا دشوار نیست.///و این تبدیل و جابه‌جایى، براى خداوند سخت نیست.///و این کار اصلا بر خدا دشوار نیست.///و این بر خداوند دشوار نیست‌///و این کار برای خدا مشکل نیست!///و نیست آن بر خدا گران‌///و این کار بزرگ بر خدا (ی بزرگ) دشوار نیست. quran_en_fa They will all be marshalled before Allah together: then will the weak say to those who were arrogant, "For us, we but followed you; can ye then avail us to all against the wrath of Allah?" They will reply, "If we had received the Guidance of Allah, we should have given it to you: to us it makes no difference (now) whether we rage, or bear (these torments) with patience: for ourselves there is no way of escape." و [در عرصه قیامت] همگی در پیشگاه خدا ظاهر می‌شوند؛ پس ناتوانان [ی که بدون به کار گرفتن عقل، بلکه از روی تقلید کورکورانه پیرو مستکبران بودند] به مستکبران می‌گویند: ما [در دنیا بدون درخواست دلیل و برهان] پیرو [مکتب] شما بودیم، آیا امروز چیزی از عذاب خدا را [به پاداش آنکه از شما پیروی کردیم] از ما برطرف می‌کنید؟ می‌گویند: اگر خدا ما را [در صورت داشتن لیاقت] هدایت کرده بود، همانا ما هم شما را هدایت می‌کردیم، [اکنون همه سرمایه‌های وجودی ما و تلاش و کوششمان بر باد رفته] چه بیتابی کنیم وچه شکیبایی ورزیم، برای ما یکسان است، ما را هیچ راه گریزی نیست.///و [در عرصه قیامت] همگی در پیشگاه خدا ظاهر می‌شوند؛ پس ناتوانان [ی که بدون به کار گرفتن عقل، بلکه از روی تقلید کورکورانه پیرو مستکبران بودند] به مستکبران می‌گویند: ما [در دنیا بدون درخواست دلیل و برهان] پیرو [مکتب] شما بودیم، آیا امروز چیزی از عذاب خدا را [به پاداش آنکه از شما پیروی کردیم] از ما برطرف می‌کنید؟ می‌گویند: اگر خدا ما را [در صورت داشتن لیاقت] هدایت کرده بود، همانا ما هم شما را هدایت می‌کردیم، [اکنون همه سرمایه‌های وجودی ما و تلاش و کوششمان بر باد رفته] چه بیتابی کنیم وچه شکیبایی ورزیم، برای ما یکسان است، ما را هیچ راه گریزی نیست.///همه در پیشگاه خدا حاضر آیند. ناتوانان به آنان که گردنکشى مى‌کردند گویند: ما پیرو شما بودیم. آیا اکنون مى‌توانید ما را به کار آیید و اندکى از عذاب خدا را از ما دفع کنید؟ گویند: اگر خدا ما را هدایت کرده بود، ما نیز شما را هدایت مى‌کردیم. حال ما را راه خلاصى نیست، براى ما یکسان است چه بیتابى کنیم، چه شکیبایى ورزیم.///و [در قیامت‌] همگى در برابر خدا حاضر شوند. پس ضعیفان به گردنکشان گویند: ما پیروان شما بودیم، آیا شما [مى‌توانید] چیزى از عذاب خدا را از ما دفع کنید؟ مى‌گویند: اگر خدا ما را هدایت کرده بود، قطعا شما را هدایت مى‌کردیم. حال چه بى‌تابى کنیم یا صبورى کنی///و همگى در برابر خدا ظاهر مى‌شوند. پس ناتوانان به گردنکشان مى‌گویند: «ما پیروان شما بودیم. آیا چیزى از عذاب خدا را از ما دور مى‌کنید؟» مى‌گویند: «اگر خدا ما را هدایت کرده بود، قطعا شما را هدایت مى‌کردیم. چه بى‌تابى کنیم، چه صبر نماییم براى ما یکسان است. ما را راه گریزى نیست.»///و [در قیامت، مردم] همگى در پیشگاه خدا ظاهر شوند. پس ضعیفان به مستکبران می‌گویند: «ما [در دنیا] پیرو شما بودیم، پس آیا [امروز] مى‌توانید چیزى از عذاب خدا را از ما بازدارید؟» آن‌ها می‌گویند: «اگر خداوند ما را [به رهایى از عذاب] هدایت کرد، قطعا ما شما را هدایت مى‌کنیم. بر ما یکسان است که فریاد و ناله بزنیم، یا صبر کنیم، براى ما هیچ راه نجاتى نیست.»///و (روزی که) مردم از قبرها برانگیخته و به پیشگاه خدا حاضر شوند آن گاه ضعیفان به گردنکشان گویند: ما (در دنیا) تابع رأی شما بودیم آیا (امروز) شما هیچ از عذاب خدا ما را کفایت خواهید کرد؟ جواب دهند که اگر ما را از خدا سعادت هدایت بود ما هم شما را هدایت می‌کردیم، اکنون هر چه جزع و التماس کنیم یا صبر و تحمل، یکسان است و هیچ (از عذاب) گریزگاهی نداریم.///و همه در پیشگاه خداوند حاضر آیند، آنگاه درماندگان به گردنکشان گویند ما پیرو شما بودیم، آیا شما باز دارنده چیزی از عذاب الهی از ما هستید؟ گویند اگر خداوند ما را هدایت کرده بود، ما نیز شما را هدایت می‌کردیم، برای ما یکسان است چه زاری و بی‌تابی کنیم و چه شکیبایی ورزیم، گریزگاهی نداریم،///و (در قیامت)، همه آنها در برابر خدا ظاهر می‌شوند؛ در این هنگام، ضعفا [= دنباله‌روان نادان‌] به مستکبران (و رهبران گمراه) می‌گویند: «ما پیروان شما بودیم! آیا (اکنون که بخاطر پیروی از شما گرفتار مجازات الهی شده‌ایم،) شما حاضرید سهمی از عذاب الهی را بپذیرید و از ما بردارید؟» آنها می‌گویند: «اگر خدا ما را هدایت کرده بود، ما نیز شما را هدایت می‌کردیم! (ولی کار از اینها گذشته است،) چه بیتابی کنیم و چه شکیبایی، تفاوتی برای ما ندارد؛ راه گریزی برای ما نیست!»///و برون آمدند پیشگاه خدا همگی پس گفتند ناتوانان بدانان که سرکشی ورزیدند که بودیم ما شما را پیروانی آیا هستید بی‌نیازکننده ما از عذاب خدا به چیزی گفتند اگر رهبری می‌کرد ما را خدا هر آینه راهبریتان می‌کردیم یکسان است بر ما چه بی‌تابی کنیم و چه شکیبا شویم نیست ما را چاره‌ای‌///و همگان به پیشگاه خدای (شان) عیان شدند. پس ناتوانان به مستکبران گفتند: «ما بی‌گمان پیروان شما بوده‌ایم، پس آیا چیزی از عذاب خدا را از ما کفایت و جبران می‌کنید؟» گفتند: «اگر خدا ما را هدایت کرده بود، به‌راستی شما را هدایت می‌کردیم. چه بی‌تابی کنیم و چه تاب آوریم بر ما یکسان است. ما را راه هیچ‌گونه گریزی (از عذاب خدا) نیست.» quran_en_fa And Satan will say when the matter is decided: "It was Allah Who gave you a promise of Truth: I too promised, but I failed in my promise to you. I had no authority over you except to call you but ye listened to me: then reproach not me, but reproach your own souls. I cannot listen to your cries, nor can ye listen to mine. I reject your former act in associating me with Allah. For wrong-doers there must be a grievous penalty." و شیطان [در قیامت] هنگامی که کار [محاسبه بندگان] پایان یافته [به پیروانش] می‌گوید: یقینا خدا [نسبت به برپایی قیامت، حساب بندگان، پاداش و عذاب] به شما وعده حق داد، و من به شما وعده دادم [که آنچه خدا وعده داده، دروغ است، ولی می‌بینید که وعده خدا تحقق یافت] و [من] در وعده‌ام نسبت به شما وفا نکردم، مرا بر شما هیچ غلبه و تسلطی نبود، فقط شما را دعوت کردم [به دعوتی دروغ و بی پایه] و شما هم [بدون اندیشه و دقت دعوتم را] پذیرفتید، پس سرزنشم نکنید، بلکه خود را سرزنش کنید، نه من فریادرس شمایم، و نه شما فریادرس من، بی تردید من نسبت به شرک‌ورزی شما که در دنیا درباره من داشتید [که اطاعت از من را هم چون اطاعت خدا قرار دادید] بیزار و منکرم؛ یقینا برای ستمکاران عذابی دردناک است.///و شیطان [در قیامت] هنگامی که کار [محاسبه بندگان] پایان یافته [به پیروانش] می‌گوید: یقینا خدا [نسبت به برپایی قیامت، حساب بندگان، پاداش و عذاب] به شما وعده حق داد، و من به شما وعده دادم [که آنچه خدا وعده داده، دروغ است، ولی می‌بینید که وعده خدا تحقق یافت] و [من] در وعده‌ام نسبت به شما وفا نکردم، مرا بر شما هیچ غلبه و تسلطی نبود، فقط شما را دعوت کردم [به دعوتی دروغ و بی پایه] و شما هم [بدون اندیشه و دقت دعوتم را] پذیرفتید، پس سرزنشم نکنید، بلکه خود را سرزنش کنید، نه من فریادرس شمایم، و نه شما فریادرس من، بی تردید من نسبت به شرک‌ورزی شما که در دنیا درباره من داشتید [که اطاعت از من را هم چون اطاعت خدا قرار دادید] بیزار و منکرم؛ یقینا برای ستمکاران عذابی دردناک است.///چون کار به پایان آید، شیطان گوید: خدا به شما وعده داد و وعده او درست بود و من نیز به شما وعده دادم ولى وعده خود خلاف کردم. و برایتان هیچ دلیل و برهانى نیاوردم جز آنکه دعوتتان کردم شما نیز دعوت من اجابت کردید؛ پس مرا ملامت مکنید، خود را ملامت کنید. نه من فریادرس شمایم، نه شما فریادرس من. از اینکه مرا پیش از این شریک خدا کرده بودید بیزارم. زیرا براى ستمکاران عذابى است دردآور.///و شیطان هنگامى که کار از کار گذشت، گوید: در حقیقت خدا به شما وعده‌ى راست داد، و من هم به شما وعده دادم و با شما خلاف کردم، و مرا بر شما هیچ تسلطى نبود جز این که شما را دعوت کردم و اجابتم نمودید. پس مرا ملامت نکنید و خود را ملامت کنید. من فریادرس شما///و چون کار از کار گذشت [و داورى صورت گرفت‌] شیطان مى‌گوید: «در حقیقت، خدا به شما وعده داد وعده راست، و من به شما وعده دادم و با شما خلاف کردم، و مرا بر شما هیچ تسلطى نبود، جز اینکه شما را دعوت کردم و اجابتم نمودید. پس مرا ملامت نکنید و خود را ملامت کنید. من فریادرس شما نیستم و شما هم فریادرس من نیستید. من به آنچه پیش از این مرا [در کار خدا] شریک مى‌دانستید کافرم». آرى! ستمکاران عذابى پردرد خواهند داشت.///و شیطان [از روى ملامت به دوزخیان] می‌گوید: همانا خداوند به شما وعده داد، وعده‌ی راست. و من به شما وعده دادم، ولى با شما وعده‌خلافی کردم. من بر شما تسلطى نداشتم، جز آن که شما را دعوت کردم و شما [به میل خود] پذیرفتید. پس مرا ملامت و نکوهش نکنید، و خود را سرزنش کنید. [در این روز،] نه من مى‌توانم فریادرس شما باشم، و نه شما فریادرس من. من از این که مرا پیش از این شریک خدا قرار داده بودید بیزارم! قطعا براى ستمگران عذاب دردناکى است!»///و چون حکم (قیامت) به پایان رسید (و اهل بهشت از اهل دوزخ جدا شدند) در آن حال شیطان (برای نکوهش و تمسخر کافران) گوید: خدا به شما به حق و راستی وعده داد و من به خلاف حقیقت شما را وعده دادم و خلف وعده کردم و بر شما (برای وعده دروغ خود) هیچ حجت و دلیل قاطعی نیاوردم و تنها شما را فراخواندم و شما اجابتم کردید، پس (امروز شما ابلهان که سخن بی‌دلیل مرا پذیرفتید) مرا ملامت مکنید بلکه نفس (پر طمع) خود را ملامت کنید، که امروز نه من فریادرس شما خواهم بود و نه شما فریادرس من توانید بود، من به شرکی که شما به (اغوای) من آوردید معتقد نیستم، آری (در این روز) ستمکاران عالم را عذابی دردناک خواهد بود.///و چون کار یکسویه شود، شیطان گوید خداوند به شما وعده راست و درستی داده بود، ولی من به شما وعده‌ای دادم و [در معامله‌] با شما خلاف کردم، و مرا بر شما دستی نبود، جز اینکه شما را [به بیراهه‌] دعوت کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید، پس مرا ملامت مکنید و خودتان را ملامت کنید، من فریادرس شما نیستم و شما هم فریادرس من نیستید، پیشتر هم که مرا [در کار خداوند] شریک می‌انگاشتید، منکر بودم، عذاب دردناک نصیب ستمگران است‌///و شیطان، هنگامی که کار تمام می‌شود، می‌گوید: «خداوند به شما وعده حق داد؛ و من به شما وعده (باطل) دادم، و تخلف کردم! من بر شما تسلطی نداشتم، جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید! بنابر این، مرا سرزنش نکنید؛ خود را سرزنش کنید! نه من فریادرس شما هستم، و نه شما فریادرس من! من نسبت به شرک شما درباره خود، که از قبل داشتید، (و اطاعت مرا همردیف اطاعت خدا قرار دادید) بیزار و کافرم!» مسلما ستمکاران عذاب دردناکی دارند!///و گفت شیطان هنگامی که گذشت کار همانا خدا وعده داد شما را وعده حق و وعده دادم شما را پس خلف کردم با شما و نبود مرا بر شما فرمانروائیی جز آنکه خواندم شما را پس اجابتم کردید پس سرزنش نکنید مرا و سرزنش کنید خویشتن را نه من فریاد شما رسم و نه شمائید دادرس من همانا کفر ورزیدم بدانچه مرا شریک گردانیدید از پیش همانا ستمگران را است عذابی دردناک‌///و هنگامی که کار از کار گذشت (و داوری صورت گرفت) شیطان (از دستگاه فرستنده‌ی شیطانیش) گفت: «به‌راستی خدا به شما وعده داد، وعده‌ای (به پاداشی) درست و پای برجا. و من به شما وعده (ی گزاف و نابجا) دادم. پس با شما (در آن) خلاف کردم و مرا بر شما هیچ سلطه‌ای نبوده است، جز اینکه شما را دعوت کردم، پس (بی‌درنگ‌) اجابتم نمودید. پس مرا ملامت نکنید و خود را ملامت کنید. من فریادرس شما نیستم و شما (هم) فریادرس من نیستید. من به آنچه پیش از این مرا (با خدا) شریک می‌دانستید بی‌چون کفر ورزیدم.» بی‌گمان برای ستمکاران عذابی پردرد است. quran_en_fa But those who believe and work righteousness will be admitted to gardens beneath which rivers flow,- to dwell therein for aye with the leave of their Lord. Their greeting therein will be: "Peace!" و کسانی را که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، به بهشت هایی درآورند، که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، در آنجا به اجازه پروردگارشان جاودانه‌اند، و در آنجا درود [خدا و فرشتگان] بر آنان، سلام است.///و کسانی را که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، به بهشت هایی درآورند، که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، در آنجا به اجازه پروردگارشان جاودانه‌اند، و در آنجا درود [خدا و فرشتگان] بر آنان، سلام است.///کسانى را که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند، به بهشتهایى که نهرها در آن جارى است درآورند؛ به فرمان پروردگارشان در آنجا جاودانه بمانند و به سلام، یکدیگر را تحیت گویند.///و کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند، به بهشت‌هایى در آورده مى‌شوند که از پاى درختانش نهرها جارى است که به خواست پروردگارشان در آن جا جاودانه به سر مى‌برند، و درودشان در آن جا سلام است///و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند به بهشتهایى درآورده مى‌شوند که از زیر [درختان‌] آن جویبارها روان است که به اذن پروردگارشان در آنجا جاودانه به سر مى‌برند، و درودشان در آنجا سلام است.///و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‌اند، به باغ‌هایى که از زیر [درختان] آن نهرها جارى است، داخل شوند. آنان با اذن پروردگارشان براى همیشه در آن خواهند بود و درودشان درآنجا سلام است.///و آنان را که به خدا ایمان آورده و عمل صالح کردند در بهشتهایی برند که زیر درختانش نهرها جاری است و همیشه به فرمان خدای خود در آن بهشت مخلدند و تحیت آنان در آنجا سلام است.///و کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، به باغهای [بهشتی‌ای‌] درآیند که جویباران از فرودست آن جاری است، و به اذن پروردگارشان جاودانه در آنند، درودشان در آنجا سلام است‌///و کسانی را که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، به باغهای بهشت وارد می‌کنند؛ باغهایی که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ به اذن پروردگارشان، جاودانه در آن می‌مانند؛ و تحیت آنها در آن، «سلام» است.///و درآورده شدند آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند باغهائی که روان است زیر آنها جویها جاودانند در آن به اذن پروردگار خویش درود ایشان است در آن سلام‌///و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردند، به باغ‌هایی در آورده شدند، که از زیر (درختان) شان نهرها روان است‌؛ حال آنکه به اذن پروردگارشان در آن جاودانه‌اند (و) درودشان در آنجا سلام است. quran_en_fa Seest thou not how Allah sets forth a parable? - A goodly word like a goodly tree, whose root is firmly fixed, and its branches (reach) to the heavens,- of its Lord. So Allah sets forth parables for men, in order that they may receive admonition. آیا ندانستی که خدا چگونه مثلی زده است؟ کلمه پاک [که اعتقاد واقعی به توحید است] مانند درخت پاک است، ریشه‌اش استوار و پابرجا و شاخه‌اش در آسمان است.///آیا ندانستی که خدا چگونه مثلی زده است؟ کلمه پاک [که اعتقاد واقعی به توحید است] مانند درخت پاک است، ریشه‌اش استوار و پابرجا و شاخه‌اش در آسمان است.///آیا ندیده‌اى که خدا چگونه مثل زد؟ سخن پاک چون درختى پاک است که ریشه‌اش در زمین استوار و شاخه‌هایش در آسمان است.///آیا ندیدى خدا چگونه مثل زده است؟ گفتار و اعتقاد پاکیزه مانند درختى پاک است که ریشه‌اش استوار و شاخه‌اش در آسمان است///آیا ندیدى خدا چگونه مثل زده: سخنى پاک که مانند درختى پاک است که ریشه‌اش استوار و شاخه‌اش در آسمان است؟///آیا ندیدى که خداوند چگونه مثل زده است؟ کلمه‌ی پاک، همانند درختى پاک است که ریشه‌اش ثابت و استوار، و شاخه‌اش در آسمان است.///(ای رسول) آیا ندیدی که چگونه خدا کلمه پاکیزه را به درخت پاک و زیبایی مثل زده که اصل ساقه آن برقرار باشد و شاخه آن به آسمان (رفعت و سعادت) بر شود؟///آیا ندانسته‌ای که خداوند چگونه مثلی می‌زند که کلمه پاک [ایمان‌] همانند درختی پاک [و پرورده‌] است که ریشه‌اش [در زمین‌] استوار است و شاخه‌اش سر به آسمان دارد///آیا ندیدی چگونه خداوند «کلمه طیبه» (و گفتار پاکیزه) را به درخت پاکیزه‌ای تشبیه کرده که ریشه آن (در زمین) ثابت، و شاخه آن در آسمان است؟!///آیا ندیدی چگونه برزد است خدا مثلی سخنی پاک مانند درختی است پاک بیخ و بنش برجا و شاخ و برگش در آسمان‌///آیا ندیدی خدا چگونه مثلی زد: سخنی پاکیزه را مانند درختی پاکیزه، که ریشه‌اش استوار و شاخه‌اش در آسمان است‌؟ quran_en_fa It brings forth its fruit at all times, by the leave of its Lord. So Allah sets forth parables for men, in order that they may receive admonition. میوه‌اش را به اجازه پروردگارش در هر زمانی می‌دهد. و خدا مثل‌ها را برای مردم می‌زند تا متذکر حقایق شوند.///میوه‌اش را به اجازه پروردگارش در هر زمانی می‌دهد. و خدا مثل‌ها را برای مردم می‌زند تا متذکر حقایق شوند.///به فرمان خدا هر زمان میوه خود را مى‌دهد. خدا براى مردم مثلها مى‌آورد، باشد که پند گیرند.///[و] میوه‌اش را هر دم به اذن پروردگارش مى‌دهد، و خدا براى مردم مثل‌ها مى‌زند، شاید متوجه شوند///میوه‌اش را هر دم به اذن پروردگارش مى‌دهد. و خدا مثلها را براى مردم مى‌زند، شاید که آنان پند گیرند.///با اذن پروردگارش، همواره میوه مى‌دهد. و خداوند براى مردم مثل‌هایى مى‌زند، باشد که به یاد آرند و پند گیرند.///و آن درخت پاک و زیبا به اذن خدا همه اوقات میوه‌های مأکول و خوش دهد (مثل جان پاک با دانش و معرفت و افکار و کردار نیکو در منفعت دائم برای خود و دیگران بدان درخت زیبای پر ثمر ماند). و خدا (این گونه) مثل‌های واضح برای تذکر مردم می‌آورد.///میوه‌اش را به توفیق پروردگارش، زمان به زمان می‌دهد، و خداوند برای مردم این مثلها را می‌زند باشد که پندگیرند///هر زمان میوه خود را به اذن پروردگارش می‌دهد. و خداوند برای مردم مثلها می‌زند، شاید متذکر شوند (و پند گیرند)!///می‌دهد خوراک خود را هرگاه (همیشه) به اذن پروردگار خویش و می‌زند خدا مثلها را برای مردم شاید یادآور شوند///(آن درخت‌) خوردنیش را هر دم به اذن پروردگارش می‌دهد. و خدا مثل‌ها (ی شایسته) را برای مردم می‌زند، شاید آنان به خوبی یاد کنند. quran_en_fa And the parable of an evil Word is that of an evil tree: It is torn up by the root from the surface of the earth: it has no stability. و مثل کلمه ناپاک [که عقاید باطل و بی پایه است] مانند درخت ناپاک است که از زمین ریشه کن شده و هیچ قرار و ثباتی ندارد.///و مثل کلمه ناپاک [که عقاید باطل و بی پایه است] مانند درخت ناپاک است که از زمین ریشه کن شده و هیچ قرار و ثباتی ندارد.///و مثل سخن ناپاک چون درختى ناپاک است، که ریشه در زمین ندارد و برپا نتواند ماند.///و مثل گفتار ناپاک چون درختى ناپاک است که از روى زمین کنده شده و قرارى ندارد///و مثل سخنى ناپاک چون درختى ناپاک است که از روى زمین کنده شده و قرارى ندارد.///و مثل سخن [و اعتقاد] پلید، همچون درختى پلید [و بى‌ریشه] است که از روى زمین برآمده و هیچ ثباتى ندارد.///و مثل کلمه کفر (و روح پلید) مانند درخت پلیدی است که ریشه‌اش به قلب زمین نرود بلکه بالای زمین افتد و (زود خشک شود و) هیچ ثبات و بقایی ندارد.///و مثل کلمه پلید [شرک‌] همانند درختی است پلید که [بیخ آن‌] از روی زمین برکنده باشد و استوار نباشد///(همچنین) «کلمه خبیثه» (و سخن آلوده) را به درخت ناپاکی تشبیه کرده که از روی زمین برکنده شده، و قرار و ثباتی ندارد.///و مثل سخنی پلید همانند درختی است پلید که برجهیده است از روی زمین نیستش آرامشی‌///و مثل سخنی ناپاکیزه هم‌چون درختی ناپاکیزه است (که) از روی زمین کنده شده (و) هیچ پایداری ندارد. quran_en_fa Allah will establish in strength those who believe, with the word that stands firm, in this world and in the Hereafter; but Allah will leave, to stray, those who do wrong: Allah doeth what He willeth. خدا مؤمنان را به سبب اعتقاد و ایمانشان در زندگی دنیا و آخرت ثابت قدم و پابرجا می‌دارد، و خدا ستمکاران [به آیاتش] را [به علت لجاجت و عنادشان] گمراه می‌کند، و خدا هر چه بخواهد [بر اساس حکمتش] انجام می‌دهد.///خدا مؤمنان را به سبب اعتقاد و ایمانشان در زندگی دنیا و آخرت ثابت قدم و پابرجا می‌دارد، و خدا ستمکاران [به آیاتش] را [به علت لجاجت و عنادشان] گمراه می‌کند، و خدا هر چه بخواهد [بر اساس حکمتش] انجام می‌دهد.///خدا مؤمنان را به سبب اعتقاد استوارشان در دنیا و آخرت پایدار مى‌دارد. و ظالمان را گمراه مى‌سازد و هر چه خواهد همان مى‌کند.///خداوند کسانى را که ایمان آورده‌اند، در زندگى دنیا و در آخرت با سخن و اعتقاد استوار ثابت مى‌گرداند، و ستمگران را گمراه مى‌کند و خدا هر چه بخواهد انجام مى‌دهد///خدا کسانى را که ایمان آورده‌اند، در زندگى دنیا و در آخرت با سخن استوار ثابت مى‌گرداند، و ستمگران را بى‌راه مى‌گذارد، و خدا هر چه بخواهد انجام مى‌دهد.///خداوند در زندگى دنیا و در آخرت، اهل ایمان را با کلام [و عقیده‌ى حق و] ثابت، پایدار قرار مى‌دهد. و خداوند ستمگران را [به حال خود رها کرده،] گمراه مى‌کند. و خداوند آنچه بخواهد [طبق عدل و حکمت خود] انجام مى‌دهد.///خدا اهل ایمان را با عقیده ثابت در حیات دنیا و در آخرت پایدار می‌دارد و خداوند ستمکاران را به حال گمراهی وا می‌گذارد و خدا هر چه بخواهد (به اختیار مطلق) می‌کند.///خداوند مؤمنان را در زندگانی دنیا و نیز در آخرت به سخن استوار، پایدار می‌دارد، و خداوند ستمکاران را بیراه می‌گذارد، و خداوند هر چه خواهد همان تواند کرد///خداوند کسانی را که ایمان آوردند، به خاطر گفتار و اعتقاد ثابتشان، استوار می‌دارد؛ هم در این جهان، و هم در سرای دیگر! و ستمگران را گمراه می‌سازد، (و لطف خود را از آنها برمی‌گیرد)؛ خداوند هر کار را بخواهد (و مصلحت بداند) انجام می‌دهد!///استوار دارد خدا آنان را که ایمان آوردند به گفتار استوار در زندگانی دنیا و در آخرت و گمراه کند خدا ستمگران را و می‌کند خدا هر چه خواهد///خدا کسانی را که ایمان آوردند، در زندگی دنیا و در آخرت با سخن استوار (توحید) پایدار می‌گرداند. و خدا ستمگران را بی‌راه می‌گذارد. و خدا هر کاری بخواهد انجام می‌دهد. quran_en_fa Hast thou not turned thy vision to those who have changed the favour of Allah. Into blasphemy and caused their people to descend to the House of Perdition?- آیا کسانی را که [شکر] نعمت خدا را به کفران و ناسپاسی تبدیل کردند و قوم خود را به سرای نابودی و هلاکت درآوردند، ندیدی؟///آیا کسانی را که [شکر] نعمت خدا را به کفران و ناسپاسی تبدیل کردند و قوم خود را به سرای نابودی و هلاکت درآوردند، ندیدی؟///آیا ندیده‌اى آن کسان را که نعمت خدا را به کفر بدل ساختند و مردم خود را به دیار هلاک بردند؟///آیا ندیدى کسانى را که نعمت خدا را به کفر تبدیل کردند و قوم خود را به سراى هلاکت و نابودى در آوردند///آیا به کسانى که [شکر] نعمت خدا را به کفر تبدیل کردند و قوم خود را به سراى هلاکت درآوردند ننگریستى؟///آیا به کسانى که نعمت خداوند را به کفر تبدیل کردند و قوم خود را به سراى هلاکت درآوردند، نگریستى؟///هیچ ندیدی حال مردمی را که نعمت خدا را به کفر مبدل ساختند و (خود و) قوم خود را به دیار هلاکت رهسپار کردند؟///آیا [داستان‌] کسانی را که [سپاس‌] نعمت الهی را به ناسپاسی بدل کردند و قومشان را به هلاک آباد [دوزخ‌] در آوردند، ندانسته‌ای‌///آیا ندیدی کسانی را که نعمت خدا را به کفران تبدیل کردند، و قوم خود را به سرای نیستی و نابودی کشاندند؟!///آیا ننگریستی بدانان که تبدیل کردند نعمت خدا را به ناسپاسی و درآوردند قوم خویش را به خانه مرگ (نابودی)///آیا سوی کسانی که (شکر) نعمت خدا را به کفر تبدیل کردند و قوم خود را به سرای هلاکت فرو آوردند، ننگریستی‌؟ quran_en_fa Into Hell? They will burn therein,- an evil place to stay in! [سرای نابودی و هلاکت، همان] دوزخی است که در آن وارد می‌شوند، و بد قرارگاهی است.///[سرای نابودی و هلاکت، همان] دوزخی است که در آن وارد می‌شوند، و بد قرارگاهی است.///به جهنم، آن قرارگاه بد، داخل مى‌شوند.///[همان‌] جهنمى که وارد آن مى‌شوند و بد قرارگاهى است/// [در آن سراى هلاکت که‌] جهنم است [و] در آن وارد مى‌شوند، و چه بد قرارگاهى است.///آنان به دوزخ درآیند، که چه بد جایگاهى است!///یعنی به دوزخ که بدترین جایگاه است درآیند.///که به جهنم درآیند و بد جایگاهی است‌///(سرای نیستی و نابودی، همان) جهنم است که آنها در آتش آن وارد می‌شوند؛ و بد قرارگاهی است!///دوزخ می‌چشندش و چه زشت است آن آرامشگاه‌///جهنم را گیرانه‌اند و (آنجا) چه بد قرارگاهی است. quran_en_fa And they set up (idols) as equal to Allah, to mislead (men) from the Path! Say: "Enjoy (your brief power)! But verily ye are making straightway for Hell!" و برای خدا همتایانی قرار دادند تا مردم را از راه او گمراه کنند؛ بگو: [چند روزی از زندگی زودگذر دنیا] برخوردار شوید، ولی یقینا بازگشت شما به سوی آتش است.///و برای خدا همتایانی قرار دادند تا مردم را از راه او گمراه کنند؛ بگو: [چند روزی از زندگی زودگذر دنیا] برخوردار شوید، ولی یقینا بازگشت شما به سوی آتش است.///براى خدا همتایانى قرار دادند تا مردم را از راه او گمراه سازند. بگو: اکنون بهره‌مند گردید که سرانجامتان آتش است.///و براى خدا مانندهایى قرار دادند تا [مردم را] از راه او گمراه سازند. بگو: [اکنون‌] برخوردار شوید که قطعا بازگشت شما به سوى آتش است///و براى خدا مانندهایى قرار دادند تا [مردم را] از راه او گمراه کنند. بگو: «برخوردار شوید که قطعا بازگشت شما به سوى آتش است.»///آنان براى خداوند شریک‌هایى قرار دادند، تا مردم را از راه خدا گمراه نمایند. بگو: «[چند روزى از زندگى زودگذر دنیا] برخوردار شوید که قطعا پایان کار شما آتش است.»///و در مقابل خدا امثال و اضدادی (مانند فرعونان و بتان) جعل کردند که (خود و خلق را) از راه خدا گمراه کنند. (ای رسول ما، به این مردم بت‌تراش و بت پرست) بگو که (این دو روزه دنیا) به لذات دنیوی مشغول باشید که بازگشت شما به آتش دوزخ خواهد بود.///و برای خداوند همانندانی قائل شدند تا [مردمان را] از راه او گمراه کنند، بگو [اندک زمانی‌] بهره‌مند شوید و بدانید که سیر و سرانجام شما به سوی آتش [دوزخ‌] است‌///آنها برای خدا همتایانی قرار داده‌اند، تا (مردم را) از راه او (منحرف و) گمراه سازند؛ بگو: «(چند روزی از زندگی دنیا و لذات آن) بهره گیرید؛ اما عاقبت کار شما به سوی آتش (دوزخ) است!»///و قرار دادند برای خدا همتایانی تا گم کنند از راهش بگو کامیاب شوید که بازگشت شما است بسوی آتش‌///و برای خدا همانندهایی قرار دادند، تا (خود و دیگران را) از راه او گمراه کنند. بگو: «(از بهره‌های حیوانی) برخوردار شوید. پس (از آن) بی‌چون بازگشت شما سوی آتش است.» quran_en_fa Speak to my servants who have believed, that they may establish regular prayers, and spend (in charity) out of the sustenance we have given them, secretly and openly, before the coming of a Day in which there will be neither mutual bargaining nor befriending. به بندگان مؤمنم بگو: نماز را بر پا دارند، و از آنچه روزی آنان کرده‌ایم، پنهان و آشکار، انفاق کنند، پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن نه داد و ستدی است و نه پیوند دوستی و رفاقت.///به بندگان مؤمنم بگو: نماز را بر پا دارند، و از آنچه روزی آنان کرده‌ایم، پنهان و آشکار، انفاق کنند، پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن نه داد و ستدی است و نه پیوند دوستی و رفاقت.///به بندگان من که ایمان آورده‌اند بگو تا نماز بگزارند و از آنچه روزیشان داده‌ایم نهان و آشکارا انفاق کنند، پیش از آنکه روزى فرا رسد که در آن نه خرید و فروختى باشد و نه هیچ دوستیى به کار آید.///به بندگان من که ایمان آورده‌اند بگو نماز را بر پا دارند و از آنچه روزیشان کرده‌ایم در نهان و آشکار انفاق کنند پیش از آن که روزى فرا رسد که در آن نه داد و ستدى باشد و نه رفاقتى///به آن بندگانم که ایمان آورده‌اند بگو: «نماز را بر پا دارند و از آنچه به ایشان روزى داده‌ایم، پنهان و آشکارا انفاق کنند، پیش از آنکه روزى فرا رسد که در آن نه داد و ستدى باشد و نه دوستیى.»///[اى پیامبر!] به بندگان من که ایمان آورده‌اند، بگو: نماز را برپا دارند، و از آنچه به آنان روزى داده‌ایم، پنهان و آشکار انفاق کنند، قبل از آن که روزى فرارسد که در آن نه داد و ستدى باشد، و نه دوستى و رابطه‌اى.///به آن بندگان من که ایمان آوردند بگو نماز به پا دارند و از آنچه روزی آنها کردیم در نهان و آشکار انفاق کنند پیش از آنکه بیاید روزی که نه چیزی توان خرید و نه دوستی کسی (جز خدا) به کار آید.///بگو به آن بندگانم که ایمان آورده‌اند تا نماز را برپا دارند و پیش از آمدن روزی که در آن نه خرید و فروشی هست و نه دوستی، از آنچه روزیشان کرده‌ایم، پنهان و آشکارا ببخشند///به بندگان من که ایمان آورده‌اند بگو نماز را برپا دارند؛ و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم، پنهان و آشکار، انفاق کنند؛ پیش از آنکه روزی فرا رسد که نه در آن خرید و فروش است، و نه دوستی! (نه با مال می‌توانند از کیفر خدا رهایی یابند، و نه با پیوندهای مادی!)///بگو به بندگان من آنان که ایمان آوردند بپای دارند نماز را و بدهند از آنچه روزیشان دادیم نهان و آشکارا پیش از آنکه بیاید روزی که نیست سوداگریی در آن و نه دوستیی‌///به [آن] بندگانم که ایمان آورده‌اند بگو (که‌) نماز را بر پا دارند و از آنچه به ایشان روزی دادیم، پنهان و آشکارا انفاق کنند، پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن نه داد و ستدی باشد و نه دوستی‌ها و همبستگی‌هایی. quran_en_fa It is Allah Who hath created the heavens and the earth and sendeth down rain from the skies, and with it bringeth out fruits wherewith to feed you; it is He Who hath made the ships subject to you, that they may sail through the sea by His command; and the rivers (also) hath He made subject to you. خداست که آسمان‌ها و زمین را آفرید، و از آسمان آبی نازل کرد، و برای شما به وسیله آن از محصولات و میوه‌های گوناگون روزی بیرون آورد، و کشتی‌ها را مسخر شما قرار داد تا به فرمان او در دریا روان شوند، و نیز نهرها را مسخر شما کرد.///خداست که آسمان‌ها و زمین را آفرید، و از آسمان آبی نازل کرد، و برای شما به وسیله آن از محصولات و میوه‌های گوناگون روزی بیرون آورد، و کشتی‌ها را مسخر شما قرار داد تا به فرمان او در دریا روان شوند، و نیز نهرها را مسخر شما کرد.///خداست که آسمانها و زمین را آفرید و از آسمان باران نازل کرد و بدان باران براى روزى شما میوه‌ها رویانید و کشتیها را رام شما کرد تا به فرمان او در دریا روان شوند و رودها را مسخر شما ساخت.///خداست که آسمان‌ها و زمین را آفرید و از آسمان آبى فرستاد و به وسیله آن از میوه‌ها براى شما روزى بیرون آورد، و کشتى را مسخر شما کرد تا به فرمان او در دریا حرکت کند، و نهرها را مسخر شما نمود///خداست که آسمانها و زمین را آفرید، و از آسمان آبى فرستاد، و به وسیله آن از میوه‌ها براى شما روزى بیرون آورد، و کشتى را براى شما رام گردانید تا به فرمان او در دریا روان شود، و رودها را براى شما مسخر کرد.///خداست که آسمان‌ها و زمین را آفرید، و از آسمان، آبى فروفرستاد، پس با آن براى رزق شما از [زمین] میوه‌ها بیرون آورد. و کشتى را رام شما نمود تا به فرمان او در دریا به حرکت درآید، و براى شما نهرها را مسخر نمود.///خداست آن که آسمانها و زمین را آفرید و باران را از آسمان فرو بارید تا بدان انواع ثمرات و حبوبات را برای روزی شما برآورد، و کشتی‌ها را مسخر شما کرد تا به امر او به روی آب دریا روان شود و نهرها را (به روی زمین) به اختیار شما جاری گردانید.///خداوند کسی است که آسمانها و زمین را آفریده است و از آسمان آبی فرو باریده و بدان فرآورده‌ها برآورده که روزی شماست، و برای شما کشتیها را رام ساخته که به فرمان او در دریا روان شوند و رودباران را نیز برای شما رام کرده است‌///خداوند همان کسی است که آسمانها و زمین را آفرید؛ و از آسمان، آبی نازل کرد؛ و با آن، میوه‌ها (ی مختلف) را برای روزی شما (از زمین) بیرون آورد؛ و کشتی‌ها را مسخر شما گردانید، تا بر صفحه دریا به فرمان او حرکت کنند؛ و نهرها را (نیز) مسخر شما نمود؛///خدا است آنکه آفرید آسمانها و زمین را و فرستاد از آسمان آبی پس برون آورد بدان از میوه‌ها روزیی برای شما و رام کرد برای شما کشتی را تا روان شود در دریا به فرمان او و رام کرد برای شما جویها را///خدا کسی است (که) آسمان‌ها و زمین را آفرید. و از آسمان آبی فرو فرستاد؛ پس با آن (بخشی‌) از ثمرات را برایتان رزقی برون آورد. و کشتی‌ها را برایتان رام گردانید، تا به فرمان او در دریا روان شوند. و نهرها را برایتان مسخر کرد. quran_en_fa And He hath made subject to you the sun and the moon, both diligently pursuing their courses; and the night and the day hath he (also) made subject to you. و خورشید و ماه را که همواره با برنامه‌ای حساب شده در کارند، رام شما نمود و شب و روز را نیز مسخر شما ساخت.///و خورشید و ماه را که همواره با برنامه‌ای حساب شده در کارند، رام شما نمود و شب و روز را نیز مسخر شما ساخت.///و آفتاب و ماه را که همواره در حرکتند رام شما کرد و شب و روز را مسخر شما گردانید.///و خورشید و ماه را که پیوسته در حرکتند به تسخیر شما در آورد، و شب و روز را [نیز] مسخر شما ساخت///و خورشید و ماه را -که پیوسته روانند- براى شما رام گردانید و شب و روز را [نیز] مسخر شما ساخت.///و خورشید و ماه را که پیوسته در حرکتند، براى شما رام نمود و نیز شب و روز را براى شما مسخر کرد.///و خورشید و ماه گردنده و شب و روز را برای شما مسخر کرد.///و خورشید و ماه را رام شما کرد که پیوسته روانند و شب و روز را [نیز] برای شما رام کرد///و خورشید و ماه را -که با برنامه منظمی درکارند- به تسخیر شما درآورد؛ و شب و روز را (نیز) مسخر شما ساخت؛///و رام کرد برای شما مهر و ماه را از پی هم درآیندگان و رام کرد برای شما شب و روز را///و خورشید و ماه را پیوسته برای شما رام گردانید، و شب و روز را (نیز) مسخر شما ساخت. quran_en_fa And He giveth you of all that ye ask for. But if ye count the favours of Allah, never will ye be able to number them. Verily, man is given up to injustice and ingratitude. و از هر چیزی که [به سبب نیازتان به آن] از او خواستید، به شما عطا کرد. و اگر نعمت‌های خدا را شماره کنید، هرگز نمی‌توانید آنها را به شماره آورید. مسلما انسان بسیار ستمکار و ناسپاس است.///و از هر چیزی که [به سبب نیازتان به آن] از او خواستید، به شما عطا کرد. و اگر نعمت‌های خدا را شماره کنید، هرگز نمی‌توانید آنها را به شماره آورید. مسلما انسان بسیار ستمکار و ناسپاس است.///و هر چه از او خواسته‌اید به شما ارزانى داشته است و اگر خواهید که نعمتهایش را شمار کنید، نتوانید، که آدمى ستمکار و کافر نعمت است.///و از هر آنچه از او خواسته‌اید به شما داده است. و اگر نعمت‌هاى خدا را بشمارید نمى‌توانید [همه‌] آن را به شمار آورید. حقا که انسان ستم پیشه ناسپاس است///و از هر چه از او خواستید به شما عطا کرد، و اگر نعمت خدا را شماره کنید، نمى‌توانید آن را به شمار درآورید. قطعا انسان ستم‌پیشه ناسپاس است.///و [خداوند] از هر آنچه که از او خواستید [و نیاز داشتید،] به شما داده است. و اگر [بخواهید] نعمت خدا را بشمارید، نمى‌توانید آنها را به دقت شماره کنید. همانا انسان بسیار ستمگر و ناسپاس است.///و از انواع نعمتهایی که از او درخواست کردید به شما عطا فرمود، و اگر نعمتهای (بی انتهای) خدا را بخواهید به شماره آورید هرگز حساب آن نتوانید کرد، (با این همه لطف و رحمت خدا) باز انسان سخت ستمگر و کفر کیش و ناسپاس است.///و از هر آنچه از او خواسته‌اید به شما بخشیده است و اگر نعمت الهی را بشمارید، نمی‌توانید آن را [چنانکه هست‌] شمارش کنید، که انسان ستمکار [در حق خویش‌] و ناسپاس است‌///و از هر چیزی که از او خواستید، به شما داد؛ و اگر نعمتهای خدا را بشمارید، هرگز آنها را شماره نتوانید کرد! انسان، ستمگر و ناسپاس است!///و داد به شما از هرچه مسئلتش کردید و اگر بشمرید نعمت خدا را شمار آن را نتوانید همانا انسان است ستمگری ناسپاس‌///و برخی از همه‌ی آنچه از او خواستید به شما داد و اگر نعمت خدا را شماره کنید، نمی‌توانید آن را به شمار آورید. بی‌گمان انسان، بی‌امان ستم‌پیشه‌ای بس کفران‌کننده است. quran_en_fa Remember Abraham said: "O my Lord! make this city one of peace and security: and preserve me and my sons from worshipping idols. و [یاد کن] هنگامی را که ابراهیم گفت: پروردگارا! این شهر [مکه] را منطقه‌ای امن قرار ده و من و فرزندانم را از پرستش بت‌ها دور بدار.///و [یاد کن] هنگامی را که ابراهیم گفت: پروردگارا! این شهر [مکه] را منطقه‌ای امن قرار ده و من و فرزندانم را از پرستش بت‌ها دور بدار.///و ابراهیم گفت: اى پروردگار من، این سرزمین را ایمن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستش بتان دور بدار.///و آن‌گاه که ابراهیم گفت: پروردگارا! این شهر را ایمن گردان و من و فرزندانم را از پرستش بتان دور بدار///و [یاد کن‌] هنگامى را که ابراهیم گفت: «پروردگارا، این شهر را ایمن گردان، و مرا و فرزندانم را از پرستیدن بتان دور دار.///و [به یاد آور] زمانى که ابراهیم گفت: «پروردگارا! این شهر [مکه] را امن قرار ده، و من و فرزندانم را از این که بت‌ها را بپرستیم، دور بدار.///و (یادآر) وقتی که ابراهیم عرض کرد: پروردگارا، این شهر (مکه) را مکان امن و امان قرار ده و من و فرزندانم را از پرستش بتان دور دار.///و چنین بود که ابراهیم گفت پروردگارا این شهر را [حرم‌] امن بگردان و مرا و فرزندانم را از پرستش بتان دور بدار///(به یاد آورید) زمانی را که ابراهیم گفت: «پروردگارا! این شهر [= مکه‌] را شهر امنی قرار ده! و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاه دار!///و هنگامی که گفت ابراهیم پروردگارا بگردان این شهر را آسوده و برکنار دار مرا و فرزندانم از پرستش بتها///و چون ابراهیم گفت: «پروردگارم! این شهر را ایمن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستیدن بتان دور بدار.» quran_en_fa "O my Lord! they have indeed led astray many among mankind; He then who follows my (ways) is of me, and he that disobeys me,- but Thou art indeed Oft-forgiving, Most Merciful. پروردگارا! آن [بت] ها بسیاری از مردم را گمراه کردند، پس هر کسی از من [که یکتاپرست و حق گرایم] پیروی کند، یقینا از من است، و هر کس از من نافرمانی کند [شایسته شدنش برای آمرزش و رحمت بسته به عنایت توست] زیرا تو بسیار آمرزنده و مهربانی.///پروردگارا! آن [بت] ها بسیاری از مردم را گمراه کردند، پس هر کسی از من [که یکتاپرست و حق گرایم] پیروی کند، یقینا از من است، و هر کس از من نافرمانی کند [شایسته شدنش برای آمرزش و رحمت بسته به عنایت توست] زیرا تو بسیار آمرزنده و مهربانی.///اى پروردگار من، اینها بسیارى از مردم را گمراه کرده‌اند، پس هر کس که از من پیروى کند از من است و هر کس فرمان من نبرد، تو آمرزنده و مهربانى.///پروردگارا! آنها بسیارى از مردم را گمراه کرده‌اند پس هر که از من پیروى کرد بى‌گمان او از من است، و هر که نافرمانى کرد همانا تو آمرزنده و مهربانى///پروردگارا، آنها بسیارى از مردم را گمراه کردند. پس هر که از من پیروى کند، بى گمان، او از من است، و هر که مرا نافرمانى کند، به یقین، تو آمرزنده و مهربانى.///پروردگارا! به راستی بت‌ها، بسیارى از مردم را گمراه کرده‌اند، پس هر که مرا پیروى کند، قطعا او از من است و هر کس با من مخالفت کند، همانا تو بخشنده‌ى مهربانى.///پروردگارا، این بتان (و بت‌تراشان) بسیاری از مردم را گمراه کردند، پس هر کس (در راه توحید و خداپرستی) پیرو من است او از من است و هر که مخالفت من کند (و راه شرک و عصیان پوید اختیارش با توست که) تو خدای بسیار بخشنده و مهربانی.///پروردگارا آنها بسیاری از مردم را به گمراهی کشانده‌اند، پس هرکس از من پیروی کند از من است، و هر کس از من سرپیچی کند [امر او با توست که‌] تو آمرزگار مهربانی‌///پروردگارا! آنها [= بتها] بسیاری از مردم را گمراه ساختند! هر کس از من پیروی کند از من است؛ و هر کس نافرمانی من کند، تو بخشنده و مهربانی!///پروردگارا همانا آنها گمراه کردند بسیاری را از مردم پس هر که پیرویم کند همانا او از من است و هر که نافرمانیم کند همانا توئی آمرزنده مهربان‌///«پروردگارم! آنان بسیاری از مردمان را بی‌چون گمراه کردند. پس هر کس از من پیروی کند بی‌گمان او از من است، و هر که مرا نافرمانی کند همواره تو بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگانی.» quran_en_fa "O our Lord! I have made some of my offspring to dwell in a valley without cultivation, by Thy Sacred House; in order, O our Lord, that they may establish regular Prayer: so fill the hearts of some among men with love towards them, and feed them with fruits: so that they may give thanks. پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در دره‌ای بی کشت و زرع نزد خانه محترمت سکونت دادم؛ پروردگارا! برای اینکه نماز را بر پا دارند؛ پس دل‌های گروهی از مردم را به سوی آنان علاقمند و متمایل کن، و آنان را از انواع محصولات و میوه‌ها روزی بخش، باشد که سپاس گزاری کنند.///پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در دره‌ای بی کشت و زرع نزد خانه محترمت سکونت دادم؛ پروردگارا! برای اینکه نماز را بر پا دارند؛ پس دل‌های گروهی از مردم را به سوی آنان علاقمند و متمایل کن، و آنان را از انواع محصولات و میوه‌ها روزی بخش، باشد که سپاس گزاری کنند.///اى پروردگار ما، برخى از فرزندانم را به وادیى بى‌هیچ کشته‌اى، نزدیک خانه گرامى تو جاى دادم، اى پروردگار ما، تا نماز بگزارند. دلهاى مردمان چنان کن که هواى آنها کند و از هر ثمره‌اى روزیشان ده، باشد که سپاس گزارند.///پروردگارا! من برخى فرزندانم را در دره‌اى بى‌آب و علف در جوار خانه مکرم تو اسکان دادم پروردگارا! تا نماز را به پا دارند. پس دل‌هایى از مردم را به سوى آنها مایل گردان و از میوه‌ها روزیشان ده تا شکر گزارند///پروردگارا، من [یکى از] فرزندانم را در دره‌اى بى‌کشت، نزد خانه محترم تو، سکونت دادم. پروردگارا، تا نماز را به پا دارند، پس دلهاى برخى از مردم را به سوى آنان گرایش ده و آنان را از محصولات [مورد نیازشان‌] روزى ده، باشد که سپاسگزارى کنند.///پروردگارا! من [یکى] از ذریه‌ام را در دره‌اى [بى‌آب و] بى‌گیاه، در کنار خانه‌ى گرامى و محترم تو ساکن ساختم. پروردگارا! [چنین کردم] تا نماز برپا دارند، پس دل‌هاى گروهى از مردم را به سوى آنان مایل گردان و آنان را از محصولات و میوه‌ها، روزى ده تا شاید سپاس گزارند.///پروردگارا، من برخی از ذریه و فرزندان خود را به وادی بی‌کشت و زرعی نزد بیت‌الحرام تو مسکن دادم، پروردگارا، تا نماز را به پا دارند، پس تو دلهایی از مردمان را به سوی آنها مایل گردان و به انواع ثمرات آنها را روزی ده، باشد که شکر تو به جای آرند.///پروردگارا من برخی فرزندانم را در سرزمینی بی‌آب و علف، در جوار بیت‌الحرام تو، سکنا داده‌ام، تا -پروردگارانماز را برپا دارند، پس دلهای مردمی را به آنان مهربان کن، و از فرآورده‌ها روزیشان ببخش باشد که سپاس بگزارند///پروردگارا! من بعضی از فرزندانم را در سرزمین بی‌آب و علفی، در کنار خانه‌ای که حرم توست، ساکن ساختم تا نماز را برپا دارند؛ تو دلهای گروهی از مردم را متوجه آنها ساز؛ و از ثمرات به آنها روزی ده؛ شاید آنان شکر تو را بجای آورند!///پروردگارا همانا جای دادم از خاندانم (نژادم) در دره بی‌گیاه (کشت) نزد خانه محترم تو پروردگارا تا بپای دارند نماز را پس بگردان دلهائی را از مردم بگروند بسوی آنان و روزیشان ده از میوه‌ها شاید سپاس گزارند///«پروردگارمان! من برخی از ذریه‌ام را در گودالی تهی از کشت سکونت دادم، نزد خانه‌ی محترمت - پروردگارمان! - برای آنکه نماز را به پا دارند. پس دل‌هایی از مردمان را مقرر فرمای که سوی آنان روان گردند و آنان را از همه‌ی ثمرات (مورد نیازشان) روزی ده، شاید سپاسگزاری کنند.» quran_en_fa "O our Lord! truly Thou dost know what we conceal and what we reveal: for nothing whatever is hidden from Allah, whether on earth or in heaven. پروردگارا! یقینا تو آنچه را ما پنهان می‌داریم و آنچه را آشکار می‌کنیم، می‌دانی و هیچ چیز در زمین و آسمان بر خدا پنهان نیست.///پروردگارا! یقینا تو آنچه را ما پنهان می‌داریم و آنچه را آشکار می‌کنیم، می‌دانی و هیچ چیز در زمین و آسمان بر خدا پنهان نیست.///اى پروردگار ما، هر چه را پنهان مى‌داریم یا آشکار مى‌سازیم تو بدان آگاهى. و بر خدا هیچ چیز در زمین و آسمان پوشیده نیست.///پروردگارا! بى‌گمان، هر چه را نهان کنیم یا عیان کنیم تو مى‌دانى و هیچ چیز در زمین و آسمان بر خدا پنهان نمى‌ماند///پروردگارا، بى‌گمان تو آنچه را که پنهان مى‌داریم و آنچه را که آشکار مى‌سازیم مى‌دانى، و چیزى در زمین و در آسمان بر خدا پوشیده نمى‌ماند.///پروردگارا! همانا تو آنچه را پنهان و یا آشکار کنیم، مى‌دانى و چیزى در زمین و در آسمان بر خداوند پوشیده نمى‌ماند.///پروردگارا، تو به هر چه ما پنهان و آشکار کنیم بر همه آگاهی (که تو خدایی) و بر خدا البته هیچ چیز در زمین و آسمان پنهان نیست.///پروردگارا تو آنچه پنهان و آنچه آشکار می‌داریم می‌دانی، و هیچ چیز در زمین و در آسمان بر خداوند پنهان نیست‌///پروردگارا! تو می‌دانی آنچه را ما پنهان و یا آشکار می‌کنیم؛ و چیزی در زمین و آسمان بر خدا پنهان نیست!///پروردگارا همانا تو دانی آنچه را نهان کنیم و آنچه را آشکار سازیم و نهان نیست بر خدا چیزی در زمین و نه در آسمان‌///«پروردگارمان! بی‌گمان تو آنچه را که پنهان می‌داریم و آنچه را که آشکار می‌سازیم می‌دانی.» و هیچ چیزی در زمین و نه در آسمان بر خدا پوشیده نیست. quran_en_fa "Praise be to Allah, Who hath granted unto me in old age Isma'il and Isaac: for truly my Lord is He, the Hearer of Prayer! همه ستایش‌ها ویژه خدایی است که اسماعیل واسحاق را در سن پیری به من بخشید؛ یقینا پروردگارم شنونده دعاست.///همه ستایش‌ها ویژه خدایی است که اسماعیل واسحاق را در سن پیری به من بخشید؛ یقینا پروردگارم شنونده دعاست.///سپاس خدایى را که در این پیرى اسماعیل و اسحاق را به من عطا کرد. پروردگار من دعاها را مى‌شنود.///ستایش خداى را که در وقت پیرى، اسماعیل و اسحاق را به من عطا کرد. به راستى پروردگار من شنونده‌ى دعاست///سپاس خداى را که با وجود سالخوردگى، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید. به راستى پروردگار من شنونده دعاست.///ستایش خداوندى را که در پیرى، اسماعیل و اسحاق را به من عطا فرمود. قطعا پروردگارم شنونده دعاست [و آن را مستجاب مى‌کند].///ستایش خدای را که به من در زمان پیری دو فرزندم اسماعیل و اسحاق را عطا فرمود (و درخواست مرا اجابت کرد) که پروردگار من البته دعای بندگان را شنواست.///سپاس خداوندی را که با وجود پیری به من اسماعیل و اسحاق را ارزانی داشت، چرا که پروردگارم شنوای دعاست‌///حمد خدای را که در پیری، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید؛ مسلما پروردگار من، شنونده (و اجابت کننده) دعاست.///سپاس خدائی را که بخشید به من سر پیری اسماعیل و اسحق را همانا پروردگار من است شنونده دعاء///«تمامی سپاس‌ها خدای راست که با وجود سالخوردگی (ام) اسماعیل و اسحاق را به من بخشود. به‌راستی پروردگارم همواره بسی شنونده‌ی درخواست است.» quran_en_fa O my Lord! make me one who establishes regular Prayer, and also (raise such) among my offspring O our Lord! and accept Thou my Prayer. پروردگارا! مرا بر پادارنده نماز قرار ده، و نیز از فرزندانم [برپادارندگان نماز قرار ده]. و پروردگارا! دعایم را بپذیر.///پروردگارا! مرا بر پادارنده نماز قرار ده، و نیز از فرزندانم [برپادارندگان نماز قرار ده]. و پروردگارا! دعایم را بپذیر.///اى پروردگار من، مرا و فرزندان مرا برپاى‌دارندگان نماز گردان. اى پروردگار ما، دعاى مرا بپذیر.///پروردگارا! مرا به پا دارنده‌ى نماز کن و فرزندان مرا نیز. پروردگارا! و دعاى مرا بپذیر///پروردگارا، مرا برپادارنده نماز قرار ده، و از فرزندان من نیز. پروردگارا، و دعاى مرا بپذیر.///پروردگارا! مرا برپا دارنده نماز قرار ده، و از نسل و ذریه‌ام نیز. پروردگارا! دعاى مرا [، نماز و عبادتم را] بپذیر!///پروردگارا، مرا و از ذریه‌ام نیز کسانی را نمازگزار گردان، و بار الها دعای مرا بپذیر.///پروردگارا من و نیز زاد و رودم را نمازگزار بگردان، و پروردگارا دعای مرا بپذیر///پروردگارا: مرا برپا کننده نماز قرار ده، و از فرزندانم (نیز چنین فرما)، پروردگارا: دعای مرا بپذیر!///پروردگارا بگردانم برپاکننده نماز و از فرزندانم پروردگارا و بپذیر درخواست مرا///«پروردگارم! مرا بر پا دارنده‌ی نماز قرار ده و (نیز) برخی از فرزندانم را. پروردگارمان! و درخواست مرا بپذیر.» quran_en_fa "O our Lord! cover (us) with Thy Forgiveness - me, my parents, and (all) Believers, on the Day that the Reckoning will be established! پروردگارا! روزی که حساب برپا می‌شود، مرا و پدر و مادرم و مؤمنان را بیامرز.///پروردگارا! روزی که حساب برپا می‌شود، مرا و پدر و مادرم و مؤمنان را بیامرز.///اى پروردگار ما، مرا و پدر و مادرم و همه مؤمنان را در روز شمار بیامرز.///پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را در آن روز که حساب بر پا مى‌شود بیامرز///پروردگارا، روزى که حساب برپا مى‌شود، بر من و پدر و مادرم و بر مؤمنان ببخشاى.»///پروردگارا! مرا و پدر و مادرم را و مؤمنان را، روزى که حساب برپا مى‌شود، ببخشاى!»///بار الها، روزی که (میزان عدل و) حساب به پا می‌شود (تو در آن روز سخت) بر من و والدین من و همه مؤمنان (از کرم) ببخشا.///پروردگارا در روزی که حساب برپا شود، مرا و پدر و مادرم و مؤمنان را بیامرز///پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را، در آن روز که حساب برپا می‌شود، بیامرز!///پروردگارا بیامرز برای من و برای پدر و مادرم و برای مؤمنان روزی که بپای شود حساب‌///«پروردگارمان! روزی که حساب بر پا می‌شود، برای من و پدر و مادرم و برای مؤمنان بپوشان.» quran_en_fa Think not that Allah doth not heed the deeds of those who do wrong. He but giveth them respite against a Day when the eyes will fixedly stare in horror,- و خدا را از آنچه ستمکاران انجام می‌دهند، بی خبر مپندار؛ مسلما [کیفر] آنان را برای روزی که چشم‌ها در آن خیره می‌شود، به تأخیر می‌اندازد.///و خدا را از آنچه ستمکاران انجام می‌دهند، بی خبر مپندار؛ مسلما [کیفر] آنان را برای روزی که چشم‌ها در آن خیره می‌شود، به تأخیر می‌اندازد.///و مپندار که خدا از کردار ستمکاران غافل است. عذابشان را تا آن روز که چشمها در آن خیره مى‌ماند، به تاخیر مى‌افکند.///و مپندار که خدا از آنچه ستمکاران مى‌کنند غافل است جز این نیست که آنها را براى روزى که چشم‌ها در آن خیره مى‌شود مهلت مى‌دهد///و خدا را از آنچه ستمکاران مى‌کنند غافل مپندار. جز این نیست که [کیفر] آنان را براى روزى به تأخیر مى‌اندازد که چشمها در آن خیره مى‌شود.///خداوند را از آنچه ستمگران انجام مى‌دهند، غافل مپندار. همانا او [کیفر و حساب] آنان را براى روزى به تأخیر مى‌اندازد که چشم‌ها [از حیرت و وحشت] آن روز خیره مى‌ماند.///و (ای رسول ما) هرگز مپندار که خدا از کردار ستمکاران غافل است، بلکه (کیفر) ظالمان را به تأخیر می‌افکند تا آن روزی که چشمها (یشان) در آن روز خیره و حیران است.///و خداوند را از آنچه ستمکاران [مشرک‌] می‌کنند، غافل مپندار، جز این نیست که [حساب‌] آنان را تا روزی که دیدگان در آن خیره شود، واپس می‌اندازد///گمان مبر که خدا، از آنچه ظالمان انجام می‌دهند، غافل است! (نه، بلکه کیفر) آنها را برای روزی تأخیر انداخته است که چشمها در آن (به خاطر ترس و وحشت) از حرکت بازمی‌ایستد …///و مپندار البته خدا را غافل از آنچه می‌کنند ستمگران جز این نیست که پس اندازدشان برای روزی که در آن بازمانند از گردش دیدگان‌///و خدا را از آنچه ستمکاران می‌کنند هرگز غافل مپندار. جز این نیست که (کیفر) آنان را برای روزی واپس می‌اندازد که چشم‌ها در آن (روز) خیره می‌شوند. quran_en_fa They running forward with necks outstretched, their heads uplifted, their gaze returning not towards them, and their hearts a (gaping) void! [ترسان به سوی دادگاه قیامت] شتابانند، سرهایشان را بالا گرفته [و دیدگانشان ذلیلانه به برنامه‌های محشر دوخته شده] تا جایی که پلک هایشان به هم نمی‌خورد، و دل هایشان [از بیم عذاب فرو ریخته و از تدبیر و چاره جویی] تهی است.///[ترسان به سوی دادگاه قیامت] شتابانند، سرهایشان را بالا گرفته [و دیدگانشان ذلیلانه به برنامه‌های محشر دوخته شده] تا جایی که پلک هایشان به هم نمی‌خورد، و دل هایشان [از بیم عذاب فرو ریخته و از تدبیر و چاره جویی] تهی است.///مى‌شتابند، سرها را بالا گرفته‌اند. چشم بر هم نمى‌زنند، و دلهایشان خالى از خرد است.///در حالى که گردن کشیده سر به هوا راه مى‌روند و چشمشان بر هم نمى‌آید و [از وحشت‌] دل‌هایشان تهى است///شتابان سر برداشته و چشم بر هم نمى‌زنند و [از وحشت‌] دلهایشان تهى است.///[روزى که مجرمان از شدت وحشت] شتاب‌زده، سرها را بالا گرفته، چشم‌ها و پلک‌هایشان به هم نخورد و دل‌هایشان [از امید و تدبیر] تهى است.///(در آن روز سخت آن ستمکاران) همه شتابان و هراسان سر به بالا کرده و چشمها واله مانده و دلهاشان به دهشت و اضطراب است.///[آنان‌] شتابزده، سرها به بالا گرفته [چشم به زیر انداخته‌] اند، بی‌آنکه چشم برهم زنند، و دل‌کنده‌///گردنها را کشیده، سرها را به آسمان بلندکرده، حتی پلک چشمهایشان از حرکت بازمی‌ماند؛ (زیرا به هر طرف نگاه کنند، آثار عذاب آشکار است!) و (در این حال) دلهایشان (فرومی‌ریزد؛ و از اندیشه و امید،) خالی می‌گردد!///شتاب‌زدگان بالا نگهدارندگان سرهای خویش بازنگردد بسوی ایشان مژگان ایشان و دلهای ایشان است تهی‌///بهت‌زدگان و سرافکندگان، چشمانشان راست و خیره، سویشان برگشتی ندارد و (از وحشت) دل‌هایشان بی‌دل و پریشان است. quran_en_fa So warn mankind of the Day when the Wrath will reach them: then will the wrong-doers say: "Our Lord! respite us (if only) for a short term: we will answer Thy call, and follow the messengers!" "What! were ye not wont to swear aforetime that ye should suffer no decline? و مردم را از روزی که عذاب به سویشان می‌آید، هشدار ده. پس کسانی که ستم ورزیده‌اند، می‌گویند: پروردگارا! ما را تا [سرآمدی نزدیک؟ و] مدتی کوتاه مهلت ده تا دعوتت را اجابت کنیم، و از پیامبرانت پیروی نماییم. [ولی به آنان گویند:] شما نبودید که پیش از این سوگند یاد می‌کردید که هرگز برای شما زوال و فنایی نیست؟!///و مردم را از روزی که عذاب به سویشان می‌آید، هشدار ده. پس کسانی که ستم ورزیده‌اند، می‌گویند: پروردگارا! ما را تا [سرآمدی نزدیک؟ و] مدتی کوتاه مهلت ده تا دعوتت را اجابت کنیم، و از پیامبرانت پیروی نماییم. [ولی به آنان گویند:] شما نبودید که پیش از این سوگند یاد می‌کردید که هرگز برای شما زوال و فنایی نیست؟!///مردم را از آن روز که عذاب فرا مى‌رسد بترسان. ستمکاران مى‌گویند: بار خدایا، ما را اندکى مهلت ده تا دعوت تو را اجابت کنیم و از پیامبران تو پیروى کنیم. آیا شما پیش از این سوگند نمى‌خوردید که هرگز زوال نمى‌یابید؟///و مردم را از روزى بترسان که عذاب الهى به سراغشان مى‌آید پس آنان که ستم کردند مى‌گویند: پروردگارا! ما را تا چندى مهلت بخش تا دعوت تو را پاسخ گوییم و از رسولان پیروى کنیم. [گفته شود:] آیا شما نبودید که پیش‌تر سوگند مى‌خوردید که شما را فنایى نیست///و مردم را از روزى که عذاب بر آنان مى‌آید بترسان. پس آنان که ستم کرده‌اند مى‌گویند: «پروردگارا، ما را تا چندى مهلت بخش تا دعوت تو را پاسخ گوییم و از فرستادگان [تو] پیروى کنیم.» [به آنان گفته مى‌شود:] «مگر شما پیش از این سوگند نمى‌خوردید که شما را فنایى نیست؟///و مردم را از روزى که عذاب به سراغشان خواهد آمد، بترسان! [آن روز] کسانى که ظلم کرده‌اند، خواهند گفت: «پروردگارا! ما را تا مدت کوتاهى مهلت ده، تا دعوت تو را اجابت نماییم و از پیامبران پیروى کنیم.» [به آنان گفته مى‌شود:] «آیا شما نبودید که پیش از این سوگند یاد مى‌کردید که هرگز براى شما زوال و فنایى نیست؟///و (ای رسول ما) مردم را از روزی که هنگام عذاب (و کیفر اعمالشان) فرا می‌رسد بترسان (و آگاهشان ساز) که ستمکاران خلق (چون سختی عذاب را بنگرند از حسرت و پشیمانی) خواهند گفت: پروردگارا (عذاب) ما را اندک مدتی به تأخیر افکن تا دعوت تو را اجابت کنیم و پیرو رسولان (تو) شویم (و از هر کار بد بازگردیم. به آنها پاسخ آید که) آیا شما بارها پیش از این سوگند یاد نمی‌کردید که ما را ابدا زوال و هلاکی نخواهد بود؟///و مردمان را از روزی بترسان که عذاب آنان را فرو گیرد و ستم‌پیشگان گویند پروردگارا ما را تا زمانی نزدیک واپس بدار تا دعوت تو را اجابت و از پیامبران پیروی کنیم، آیا شما نبودید که پیشترها سوگند می‌خوردید که زوالی ندارید؟///و مردم را از روزی که عذاب الهی به سراغشان می‌آید، بترسان! آن روز که ظالمان می‌گویند: «پروردگارا! مدت کوتاهی ما را مهلت ده، تا دعوت تو را بپذیریم و از پیامبران پیروی کنیم!» (اما پاسخ می‌شنوند که:) مگر قبلا سوگند یاد نکرده بودید که زوال و فنایی برای شما نیست؟!///و بترسان مردم را روزی که بیایدشان عذاب پس گویند آنان که ستم کردند پروردگارا پس انداز ما را تا سرآمدی نزدیک بپذیریم دعوتت را و پیروی کنیم پیمبران را آیا نبودید شما سوگند یاد کردید پیش از این که نیست شما را زوال (برافتادن)///و مردمان را از روزی که عذاب بر آنان می‌آید هشدار ده‌. پس آنان که ستم کرده‌اند گویند: «پروردگارمان! ما را تا اندکی مهلت بخش تا دعوتت را پاسخ گوییم و از فرستادگانت پیروی کنیم.» (به آنان گفته می‌شود:) «ومگر شما نبودید (که) پیش از این سوگند می‌خوردید که شما را فنایی هرگز نیست‌؟» quran_en_fa "And ye dwelt in the dwellings of men who wronged their own souls; ye were clearly shown how We dealt with them; and We put forth (many) parables in your behoof!" و در مساکن کسانی که به خود ستم کردند، ساکن شدید، در صورتی که برای شما روشن و آشکار است که ما با آنان [به سبب ستم هایشان] چه کردیم و برای شما مثال‌ها [ی پندآموزی از جامعه هایی که به وسیله عذاب نابود شدند] ذکر کردیم.///و در مساکن کسانی که به خود ستم کردند، ساکن شدید، در صورتی که برای شما روشن و آشکار است که ما با آنان [به سبب ستم هایشان] چه کردیم و برای شما مثال‌ها [ی پندآموزی از جامعه هایی که به وسیله عذاب نابود شدند] ذکر کردیم.///در خانه‌هاى کسانى که خود بر خویشتن ستم مى‌کردند، جاى گرفتید و دانستید با آنان چگونه رفتار کردیم، و برایتان مثلها زدیم.///و در خانه‌هاى کسانى که بر خود ستم کردند ساکن شدید، و براى شما روشن گردید که با آنها چگونه معامله کردیم، و مثل‌ها براى شما زدیم [باز هم بیدار نشدید]///و در سراهاى کسانى که بر خود ستم روا داشتند سکونت گزیدید، و براى شما آشکار گردید که با آنان چگونه معامله کردیم، و مثلها براى شما زدیم.///و در خانه‌هاى کسانى که [پیش از شما بودند و] به خویشتن ستم کردند، ساکن شدید، و براى شما روشن شد که با آنان چه کردیم و براى شما مثل‌ها زدیم [پس چرا عبرت نگرفتید؟].»///و شما (ستمکاران بودید که) در منازل ستمگران پیش از خود مسکن گزیدید و مشاهده کردید که عاقبت ما چه بر سر آنها آوردیم و بر شما سرگذشت آنها را مثل آوردیم (تا مگر عبرت گیرید و از کار زشت و ستمگری دست کشید، ولی هرگز پند نگرفته و بیدار نشدید).///و در خانه و کاشانه کسانی که در حق خویش ستم کرده بودند، سکنا یافتید و بر شما آشکار شد که با آنان چه کرده‌ایم، و برای شما مثلها زدیم‌///(آری شما بودید که) در منازل (و کاخهای) کسانی که به خویشتن ستم کردند، ساکن شدید؛ و برای شما آشکار شد چگونه با آنان رفتار کردیم؛ و برای شما، مثلها (از سرگذشت پیشینیان) زدیم (باز هم بیدار نشدید)!///و آرمیدید در نشیمنهای آنان که ستم کردند خویش را و آشکار شد برای شما چه کردیم با ایشان و زدیم برای شما مثلها را///«و در جایگاه‌های کسانی که بر خود ستم روا داشتند جای گرفتید، [: در آنها آرمیدید] و برایتان به خوبی آشکار شد (که) با آنان چگونه معامله کردیم و برایتان مثل‌ها زدیم.» quran_en_fa Mighty indeed were the plots which they made, but their plots were (well) within the sight of Allah, even though they were such as to shake the hills! و آنان [نهایت] نیرنگشان را [بر ضد خدا و پیامبران] به کار گرفتند، و [کیفر عقوبت دنیایی و آخرتی] نیرنگشان نزد خداست و هر چند که از نیرنگشان کوه‌ها از جا کنده شود.///و آنان [نهایت] نیرنگشان را [بر ضد خدا و پیامبران] به کار گرفتند، و [کیفر عقوبت دنیایی و آخرتی] نیرنگشان نزد خداست و هر چند که از نیرنگشان کوه‌ها از جا کنده شود.///آنان نیرنگهاى خود نمودند و خدا از نیرنگهایشان آگاه بود. هر چند که از نیرنگهایشان کوه از پاى درمى‌آمد.///و آنها نهایت نیرنگ خود را به کار زدند و مکرشان نزد خدا [معلوم‌] است، هر چند از مکرشان کوه‌ها از جا کنده شود///و به یقین آنان نیرنگ خود را به کار بردند، و [جزاى‌] مکرشان با خداست، هر چند از مکرشان کوهها از جاى کنده مى‌شد.///به یقین آنان تمام مکر خود را به کار گرفتند، ولى مکر و حیله‌ى آن‌ها نزد خداست، گر چه کوه‌ها از مکرشان از جا کنده شود.///و آن ستمکاران بزرگترین مکر و مهمترین سیاست خویش را به کار بردند ولی مکر آنها پیش (قدرت و تقدیر) خدا (هیچ) است هر چند مکر (و سیاست) آنها به پایه‌ای باشد که کوهها بدان از جای کنده شوند.///و به راستی که نیرنگشان را ورزیدند و [کیفر] نیرنگشان با خداست، و گرچه کوهها در اثر نیرنگشان از جای بروند///آنها نهایت مکر (و نیرنگ) خود را به کار زدند؛ و همه مکرها (و توطئه‌هایشان) نزد خدا آشکار است، هر چند مکرشان چنان باشد که کوه‌ها را از جا برکند!///و همانا آوردند نیرنگ خویش را و نزد خدا است نیرنگ ایشان و هر چند باشد نیرنگ ایشان که نابود شود از آن کوه‌ها///و بی‌گمان نیرنگشان را به کار بردند و نیرنگشان تنها نزد خداست‌؛ هر چند از مکرشان کوه‌ها از جای برکنده می‌شده است. quran_en_fa Never think that Allah would fail his messengers in His promise: for Allah is Exalted in power, - the Lord of Retribution. پس مپندار که خدا در وعده‌اش با پیامبرانش وفا نمی‌کند؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و صاحب انتقام است.///پس مپندار که خدا در وعده‌اش با پیامبرانش وفا نمی‌کند؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و صاحب انتقام است.///مپندار که خدا وعده‌اى را که به پیامبرانش داده است خلاف مى‌کند. خداوند پیروزمند و انتقام‌گیرنده است.///پس خدا را خلاف کننده‌ى وعده‌ى خویش با پیامبرانش مپندار چرا که خداوند شکست‌ناپذیر انتقام‌گیر است///پس مپندار که خدا وعده خود را به پیامبرانش خلاف مى‌کند، که خدا شکست‌ناپذیر انتقام‌گیرنده است.///مپندارید که خداوند وعده‌اى را که به پیامبرانش داده است، تخلف مى‌کند. قطعا خداوند شکست‌ناپذیر و صاحب انتقام است.///پس هرگز مپندار که خدا وعده خود با رسولانش را خلاف کند که البته خدا مقتدر و انتقام کشنده است.///و هرگز خداوند را خلاف‌کننده وعده‌ای که به پیامبرانش داده است مینگار، چرا که خداوند پیروزمند دادستان است‌///پس گمان مبر که خدا وعده‌ای را که به پیامبرانش داده، تخلف کند! چرا که خداوند قادر و انتقام گیرنده است.///پس گمان مبر خدا را شکننده وعده خویش به فرستادگان خود همانا خدا عزتمند است دارای انتقام‌///پس هرگز مپندار که خدا وعده‌ی خود را به پیامبرانش خلاف‌کننده است. همواره خدا عزیز و صاحب انتقام است. quran_en_fa One day the earth will be changed to a different earth, and so will be the heavens, and (men) will be marshalled forth, before Allah, the One, the Irresistible; [در] روزی که زمین به غیر این زمین، و آسمان‌ها [به غیر این آسمان‌ها] تبدیل شود، و [همه] در پیشگاه خدای یگانه قهار حاضر شوند.///[در] روزی که زمین به غیر این زمین، و آسمان‌ها [به غیر این آسمان‌ها] تبدیل شود، و [همه] در پیشگاه خدای یگانه قهار حاضر شوند.///آن روز که زمین به زمینى جز این بدل شود و آسمانها به آسمانى دیگر، و همه در پیشگاه خداى واحد قهار حاضر آیند.///روزى که زمین به زمین دیگر و آسمان‌ها [به آسمان‌هاى دیگر] مبدل شود، و [مردم‌] در برابر خداى یگانه قهار ظاهر شوند///روزى که زمین به غیر این زمین، و آسمانها [به غیر این آسمانها] مبدل گردد، و [مردم‌] در برابر خداى یگانه قهار ظاهر شوند.///روزى که زمین به غیر این زمین و آسمان‌ها [به آسمان‌هاى دیگر] تبدیل شوند و [همه‌ی مردم] در پیشگاه خداوند یگانه قهار حاضر شوند.///روزی که زمین (به امر خدا) به غیر این زمین مبدل شود و هم آسمانها دگرگون شوند و تمام خلق در پیشگاه (حکم) خدای یکتای قادر قاهر حاضر شوند.///روزی که زمین جز این زمین و آسمانها [جز این آسمانها] شوند و همگان در حضور خداوند یگانه قهار آشکار شوند///در آن روز که این زمین به زمین دیگر، و آسمانها (به آسمانهای دیگری) مبدل می‌شود، و آنان در پیشگاه خداوند واحد قهار ظاهر می‌گردند!///روزی که دگرگون شود زمین به غیر از زمین و آسمانها و بیایند پیشگاه خداوند یگانه چیرگی‌جوی‌///روزی که زمین به غیر (این) زمین و آسمان‌ها به غیر (آن) آسمان‌ها مبدل گردند و (مکلفان) برای خدای یگانه‌ی قهار آشکار شوند؛ quran_en_fa And thou wilt see the sinners that day bound together in fetters;- و آن روز مجرمان را می‌بینی که در زنجیرها [به صورتی محکم و سخت] به هم بسته شده‌اند.///و آن روز مجرمان را می‌بینی که در زنجیرها [به صورتی محکم و سخت] به هم بسته شده‌اند.///مجرمان را در آن روز به غلهایى که دست را به گردن بندد، بسته بینى.///و گناهکاران را در آن روز مى‌بینى که در زنجیرها بسته شده‌اند///و گناهکاران را در آن روز مى‌بینى که با هم در زنجیرها بسته شده‌اند.///و در آن روز مجرمان را مى‌بینى که در غل و زنجیر به هم بسته شده‌اند.///و (در آن روز) بدکاران را زیر زنجیر (قهر خدا) مشاهده خواهی کرد.///و گناهکاران را بینی که به هم بسته گرفتار بندها هستند///و در آن روز، مجرمان را با هم در غل و زنجیر می‌بینی! (که دستها و گردنهایشان را به هم بسته است!)///و بینی گناهکاران را در آن روز بستگان به زنجیرها///و گناهکاران را در آن روز چنان بینی که قرین هم در زنجیرها به سختی بسته شده‌اند. quran_en_fa Their garments of liquid pitch, and their faces covered with Fire; پیراهن هایشان از قطران [ماده‌ای متعفن، قابل اشتعال و بدبو] است، و آتش چهره هایشان را می‌پوشاند.///پیراهن هایشان از قطران [ماده‌ای متعفن، قابل اشتعال و بدبو] است، و آتش چهره هایشان را می‌پوشاند.///جامه‌هاشان از قطران است و آتش صورتهاشان را فروپوشیده است.///جامه‌هایشان از مس گداخته [یا قیر] است و صورت‌هایشان را آتش مى‌پوشاند///تن‌پوشهایشان از «قطران» است و چهره‌هایشان را آتش مى‌پوشاند.///جامه‌هاى آنان از قطران [بدبوى قیرگون] است، و صورت‌هایشان را آتش مى‌پوشاند.///(و بینی که) پیراهنهای از مس گداخته آتشین بر تن دارند و در شعله آتش چهره آنها پنهان است.///تن‌پوشهایشان از قطران است و آتش چهره‌هایشان را می‌پوشاند///لباسهایشان از قطران [= ماده چسبنده بد بوی قابل اشتعال‌] است؛ و صورتهایشان را آتش می‌پوشاند …///جامه‌های ایشان است از قطران و بپوشد رویهای ایشان را آتش‌///تن‌پوش‌هایشان از ماده‌ای آتشین است و چهره‌هایشان را آتش می‌پوشاند. quran_en_fa That Allah may requite each soul according to its deserts; and verily Allah is swift in calling to account. تا [به این کیفیت] خدا هر کس را [به سبب] آنچه انجام داده کیفر دهد؛ یقینا خدا حسابرسی سریع است.///تا [به این کیفیت] خدا هر کس را [به سبب] آنچه انجام داده کیفر دهد؛ یقینا خدا حسابرسی سریع است.///تا خدا هر کس را برابر عملش کیفر دهد، هرآینه خدا سریع الحساب است.///تا خدا هر کس را به آنچه انجام داده کیفر دهد. به راستى که خدا در حساب سریع است///تا خدا به هر کس هر چه به دست آورده است جزا دهد، که خدا زودشمار است.///[مجرمان کیفر مى‌شوند] تا خداوند به هر کس سزاى آنچه را کسب کرده، بدهد، چرا که خداوند حساب‌رسى سریع است.///(این گونه عذاب برای آن است) تا خدا هر شخص را به کیفر کردارش برساند، که خدا در یک لحظه به حساب خلق خواهد رسید.///تا بدین‌سان خداوند هر کسی را، بر وفق آنچه کرده است، پاداش دهد، چرا که خداوند زودشمار است‌///تا خداوند هر کس را، هر آنچه انجام داده، جزا دهد! به یقین، خداوند سریع الحساب است!///تا پاداش دهد خدا به هر کس آنچه فراهم آورده است و همانا خداوند است شتابنده در حساب‌///برای اینکه خدا به هر کس هر چه را به دست آورده است، پاداش دهد. به‌راستی خدا زودشمار است. quran_en_fa Here is a Message for mankind: Let them take warning therefrom, and let them know that He is (no other than) One Allah: let men of understanding take heed. این [قرآن یا آنچه در این سوره است] پیامی برای [همه] مردم است، برای آنکه به وسیله آن هشدار داده شوند، و [با تدبر در آیاتش] بدانند که او معبودی یگانه و یکتاست، و تا خردمندان، متذکر [حقایق و معارف الهیه] شوند.///این [قرآن یا آنچه در این سوره است] پیامی برای [همه] مردم است، برای آنکه به وسیله آن هشدار داده شوند، و [با تدبر در آیاتش] بدانند که او معبودی یگانه و یکتاست، و تا خردمندان، متذکر [حقایق و معارف الهیه] شوند.///این پیامى است براى مردم، تا بدان بیمناک شوند و بدانند که اوست خداى یکتا، و تا خردمندان پند گیرند.///این [قرآن‌] پیامى روشنى براى مردم است، و براى این که بدان انذار شوند و بدانند که تنها او معبود یگانه است، و تا صاحبان خرد پند گیرند///این [قرآن‌] ابلاغى براى مردم است [تا به وسیله آن هدایت شوند] و بدان بیم یابند و بدانند که او معبودى یگانه است، و تا صاحبان خرد پند گیرند.///این [قرآن] پیام رسا و ابلاغى براى مردم است تا به وسیله‌ى آن، هشدار یابند و بدانند که او معبودى یکتاست. و تا خردمندان پند گیرند.///این (قرآن عظیم) حجت بالغ برای جمیع مردم است (تا خلایق از آن پند گرفته) و تا بدان وسیله خداشناس و خداترس شوند و تا عموم بشر خدا را به یگانگی بشناسند و صاحبان عقل، متذکر و هوشیار گردند.///این پند و پیامی برای مردم است، تا به آن هشدار یابند و بدانند که او خدای یگانه است و تا خردمندان پند گیرند///این (قرآن،) پیام (و ابلاغی) برای (عموم) مردم است؛ تا همه به وسیله آن انذار شوند، و بدانند او خدا یکتاست؛ و تا صاحبان مغز (و اندیشه) پند گیرند!///این است آگهیی برای مردم و تا بیم داده شوند بدان و تا بدانند همانا او خداوندی است یکتا و تا یادآور شوند خداوندان خردها///این (قرآن) برای مردمان بلاغ و رسایی‌ای (وحیانی) است و تا بدان هشدار داده شوند و بدانند که خدا بی‌گمان معبودی یگانه است و تا اندیشمندان پندی بزرگ گیرند. quran_en_fa A. L. R. These are the Ayats of Revelation,- of a Qur'an that makes things clear. الر این [آیات بلندمرتبه] آیات کتاب الهی و آیات قرآن روشنگر [با عظمت] است.///الر این [آیات بلندمرتبه] آیات کتاب الهی و آیات قرآن روشنگر [با عظمت] است.///الف، لام، را. این است آیات کتاب و قرآن روشنگر.///الف، لام، را. این آیات کتاب و قرآن روشنگر است///الف، لام، راء. این است آیات کتاب [آسمانى‌] و قرآن روشنگر.///الف لام را. آن است آیات کتاب [آسمانى] و قرآن روشن و روشنگر.///الر (اسرار این حروف نزد خدا و رسول است) این است آیات کتاب خدا و قرآنی که (راه حق و باطل را) روشن و آشکار می‌گرداند.///الر الف لام راء این آیات کتاب آسمانی و قرآن مبین است‌///الر، این آیات کتاب، و قرآن مبین است.///این است آیتهای کتاب و قرآنی آشکار///الر. آنهاست (تمامی‌) آیات کتاب (وحیانی) و قرآنی روشنگر. quran_en_fa Again and again will those who disbelieve, wish that they had bowed (to Allah's will) in Islam. کافران [هنگام روبرو شدن با عذاب] چه بسا آرزو می‌کنند که کاش تسلیم [فرمان‌های خدا] بودند.///کافران [هنگام روبرو شدن با عذاب] چه بسا آرزو می‌کنند که کاش تسلیم [فرمان‌های خدا] بودند.///بسا که کافران آرزو کنند که اى‌کاش مسلمان مى‌بودند.///چه بسا کسانى که کافر شدند آرزو مى‌کنند که اى کاش مسلمان بودند///چه بسا کسانى که کافر شدند آرزو کنند که کاش مسلمان بودند.///چه بسا کسانى که کفر ورزیدند، آرزو دارند که اى کاش مسلمان بودند.///کافران (چون چشم حقیقت بین بگشایند) ای بسا آرزو کنند که کاش مسلم و خداپرست بودند.///چه بسا کافران آرزو کنند که کاش مسلمان بودند///کافران (هنگامی که آثار شوم اعمال خود را ببینند،) چه بسا آرزو می‌کنند که‌ای کاش مسلمان بودند!///بسا دوست دارند آنان که کفر ورزیدند کاش می‌بودند مسلمانان‌///چه بسا کسانی که کافر شدند آرزو کنند کاش مسلمان بودند. quran_en_fa Leave them alone, to enjoy (the good things of this life) and to please themselves: let (false) hope amuse them: soon will knowledge (undeceive them). بگذارشان تا بخورند و [با لذایذ مادی و زودگذر] کامرانی کنند، و آرزوها، سرگرمشان نماید؛ سپس [حقانیت اسلام و فرجام شوم خود را] خواهند فهمید.///بگذارشان تا بخورند و [با لذایذ مادی و زودگذر] کامرانی کنند، و آرزوها، سرگرمشان نماید؛ سپس [حقانیت اسلام و فرجام شوم خود را] خواهند فهمید.///واگذارشان تا بخورند و بهره‌ور شوند و آرزو به خود مشغولشان دارد، زودا که خواهند دانست.///آنها را بگذار تا بخورند و بهره‌گیرند و آرزوها سرگرمشان کند، ولى به زودى خواهند دانست///بگذارشان تا بخورند و برخوردار شوند و آرزو [ها] سرگرمشان کند، پس به زودى خواهند دانست.///آنان را [به حال خود] رها کن تا بخورند و بهره‌مند شوند و آرزوها سرگرمشان کند. پس به زودى [نتیجه‌ی این بى‌تفاوتى‌ها را] خواهند فهمید.///(ای رسول ما) این کافران (لجوج) را واگذار تا به خورد و خواب طبیعت و لذات حیوانی سرگرم باشند و آمال و اوهام دنیوی آنان را غافل گرداند، پس (نتیجه این کامرانی بیهوده را) به زودی خواهند یافت.///رهایشان کن تا بخورند و بهره‌مند شوند، و آرزوها سرگرمشان بدارد، زودا که بدانند///بگذار آنها بخورند، و بهره گیرند، و آرزوها آنان را غافل سازد؛ ولی بزودی خواهند فهمید!///بگذارشان بخورند و کام روا دارند و سرگرمشان سازد آرزو پس زود است بدانند///واگذارشان (تا) بخورند و برخوردار شوند و آرزو (ی شیطانی) سرگرمشان کند. پس در آینده‌ای دور خواهند دانست. quran_en_fa Never did We destroy a population that had not a term decreed and assigned beforehand. و هیچ شهری را [به خاطر فساد فراگیرش] نابود نکردیم مگر اینکه برای آن سرنوشتی معین [وروزگار ودوره‌ای تغییرناپذیر] بود.///و هیچ شهری را [به خاطر فساد فراگیرش] نابود نکردیم مگر اینکه برای آن سرنوشتی معین [وروزگار ودوره‌ای تغییرناپذیر] بود.///هیچ قریه‌اى را هلاک نکردیم، مگر آنکه زمانى معلوم داشت.///و هیچ شهرى را هلاک نکردیم مگر این که براى آن اجلى معین بود///و هیچ شهرى را هلاک نکردیم مگر اینکه براى آن اجلى معین بود.///و ما اهل هیچ قریه‌اى را هلاک نکردیم، مگر آن که براى آن [کارنامه و] کتابى معلوم بود.///و ما هیچ ملک و ملتی را هلاک نکردیم جز به هنگامی معین.///و ما [اهل‌] هیچ شهری را نابود نکردیم مگر آنکه اجل مکتوب و معینی داشت‌///ما اهل هیچ شهر و دیاری را هلاک نکردیم مگر اینکه اجل معین (و زمان تغییر ناپذیری) داشتند!///و نابود نکردیم شهری را جز آنکه بود آن را کتابی دانسته‌///و هیچ گروهی را هلاک نکردیم مگر اینکه برایشان (سرنوشت و) نوشته‌ای معلوم است. quran_en_fa Neither can a people anticipate its term, nor delay it. هیچ ملتی از اجل معین خود نه پیش می‌افتد و نه پس می‌ماند.///هیچ ملتی از اجل معین خود نه پیش می‌افتد و نه پس می‌ماند.///هیچ امتى از اجل خویش نه پیش مى‌افتد و نه پس مى‌ماند.///هیچ امتى از اجل خویش نه پیش مى‌افتد و نه پس مى‌ماند///هیچ امتى از اجل خویش نه پیش مى‌افتد و نه پس مى‌ماند.///هیچ امتى از اجل خود نه پیش مى‌افتد و نه پس مى‌ماند.///هیچ قومی از اجل خود (از آنچه در علم حق معین است یک لحظه) پس و پیش نخواهند افتاد.///هیچ امتی از اجلش پیش و پس نیفتد///هیچ گروهی از اجل خود پیشی نمی‌گیرد؛ و از آن عقب نخواهد افتاد!///نه پیشی گیرد امتی سرآمد خویش را و نه پس افتد///هیچ امتی ازسرنوشت خویش نه پیشی می‌گیرد ونه (از آن) تأخیر می‌جوید. quran_en_fa They say: "O thou to whom the Message is being revealed! truly thou art mad (or possessed)! و گفتند: ای کسی که قرآن بر او نازل شده! قطعا تو دیوانه‌ای!///و گفتند: ای کسی که قرآن بر او نازل شده! قطعا تو دیوانه‌ای!///و گفتند: اى مردى که قرآن بر تو نازل شده، حقا که تو دیوانه‌اى.///و گفتند: اى کسى که قرآن بر او نازل شده، تو به یقین دیوانه‌اى///و گفتند: «اى کسى که قرآن بر او نازل شده است، به یقین تو دیوانه‌اى.///و کافران گفتند: «اى کسى‌که [ادعا دارى] ذکر [الهى] بر او نازل شده، به یقین تو دیوانه‌اى.///و کافران گفتند: ای کسی که (مدعی آنی که) قرآن از جانب خدا بر تو نازل شده تو (به عقیده ما) محققا دیوانه‌ای.///و گفتند ای کسی که قرآن بر او نازل شده است، به یقین تو دیوانه‌ای‌///و گفتند: «ای کسی که «ذکر» [= قرآن‌] بر او نازل شده، مسلما تو دیوانه‌ای!///و گفتند ای آنکه فرود آورده شده است بر او قرآن همانا توئی دیوانه‌///و گفتند: «ای کسی که قرآن بر او نازل شده است! همانا تو بی‌گمان دیوانه‌ای!» quran_en_fa "Why bringest thou not angels to us if it be that thou hast the Truth?" اگر [درباره پیامبری ات] راست می‌گویی، چرا فرشتگان را نزد ما نمی‌آوری؟!///اگر [درباره پیامبری ات] راست می‌گویی، چرا فرشتگان را نزد ما نمی‌آوری؟!///اگر راست مى‌گویى، چرا فرشتگان را براى ما نمى‌آورى؟///اگر راست مى‌گویى چرا فرشته‌ها را نزد ما نمى‌آورى///اگر راست مى‌گویى چرا فرشته‌ها را پیش ما نمى‌آورى؟»///اگر از راستگویانى، چرا فرشتگان را پیش ما نمى‌آورى؟»///اگر راست می‌گویی (و بر تو فرشتگان خدا نازل می‌شوند) چرا فرشتگان را نزد ما نمی‌آری؟///و اگر راست می‌گویی چرا فرشتگان را برای ما نمی‌آوری؟///اگر راست می‌گویی، چرا فرشتگان را نزد ما نمی‌زوری؟!»///چرا نیاوری ما را به فرشتگان اگر هستی از راستگویان‌///«اگر از راستان بوده‌ای چرا فرشته‌ها را پیش ما نمی‌آوری‌؟» quran_en_fa We send not the angels down except for just cause: if they came (to the ungodly), behold! no respite would they have! [اینان بدانند که] ما فرشتگان را جز به درستی و راستی نازل نمی‌کنیم، و در آن هنگام [که نازل شوند، این منکران لجوج از دچار شدن به عذاب] مهلت نمی‌یابند.///[اینان بدانند که] ما فرشتگان را جز به درستی و راستی نازل نمی‌کنیم، و در آن هنگام [که نازل شوند، این منکران لجوج از دچار شدن به عذاب] مهلت نمی‌یابند.///ما فرشتگان را جز به حق نازل نمى‌کنیم و در آن هنگام دیگر مهلتشان ندهند.///ما فرشتگان را جز به حق نمى‌فرستیم و در آن هنگام دیگر مهلت داده نمى‌شوند///فرشتگان را جز به حق فرو نمى‌فرستیم، و در آن هنگام، دیگر مهلت نیابند.///[غافل از آن که] ما فرشتگان را جز بر اساس حق نمى‌فرستیم و در آن صورت دیگر کفار مهلت داده نمى‌شوند. [و قهر الهى، آنان را خواهد گرفت.]///ما فرشتگان را جز به حق (و حکمت و مصلحت) نمی‌فرستیم، و آن گاه که بفرستیم دیگر کافران مهلتی نخواهند یافت.///[باید بدانند که‌] ما فرشتگان را جز به حق نازل نمی‌کنیم، و در آن صورت هم [که نازل کنیم‌] مهلت نخواهند یافت‌///(اما اینها باید بدانند) ما فرشتگان را، جز بحق، نازل نمی‌کنیم،؛ و هرگاه نازل شوند، دیگر به اینها مهلت داده نمی‌شود (؛ و در صورت انکار، به عذاب الهی نابود می‌گردند)!///نمی‌فرستیم فرشتگان را جز به حق و نیستند در آن هنگام مهلت‌دادگان‌///فرشتگان را جز به حق فرو نفرستیم، و در آن هنگام (و هنگامه) مهلت‌یافته نبوده‌اند. quran_en_fa We have, without doubt, sent down the Message; and We will assuredly guard it (from corruption). همانا ما قرآن را نازل کردیم، و یقینا ما نگهبان آن [از تحریف و زوال] هستیم.///همانا ما قرآن را نازل کردیم، و یقینا ما نگهبان آن [از تحریف و زوال] هستیم.///ما قرآن را خود نازل کرده‌ایم و خود نگهبانش هستیم.///بى‌تردید ما خود این قرآن را نازل کردیم و قطعا ما خود نگهدار آنیم///بى‌تردید، ما این قرآن را به تدریج نازل کرده‌ایم، و قطعا نگهبان آن خواهیم بود.///به راستی ما خود، قرآن را نازل کردیم و ما خود، آن را نگاه‌داریم‌.///البته ما قرآن را بر تو نازل کردیم و ما هم آن را محققا محفوظ خواهیم داشت.///همانا ما قرآن را نازل کرده‌ایم و ما خود نگهبان آنیم‌///ما قرآن را نازل کردیم؛ و ما بطور قطع نگهدار آنیم!///همانا ما فرستادیم قرآن را و همانا مائیم مر آن را نگهدارندگان‌///ما بی‌گمان، (همین) ما (این) یادواره [: قرآن] را به تدریج نازل کردیم و بی‌چون ما برای آن -به‌راستی- نگهبانانیم. quran_en_fa We did send messengers before thee amongst the religious sects of old: و بی تردید ما پیش از تو هم پیامبرانی را در امت‌های پیشین فرستادیم.///و بی تردید ما پیش از تو هم پیامبرانی را در امت‌های پیشین فرستادیم.///و ما رسولان خود را پیش از تو به میان اقوام پیشین فرستاده‌ایم.///و البته، پیش از تو نیز در میان گروه‌هاى پیشینیان [پیامبرانى‌] فرستادیم///و به یقین، پیش از تو [نیز] در گروههاى پیشینیان [پیامبرانى‌] فرستادیم.///و همانا ما پیش از تو، در میان اقوام و گروه‌هاى پیشین [نیز پیامبرانى] فرستادیم.///و ما پیش از تو هم رسولانی بر امم سالفه فرستادیم.///و به راستی پیش از تو [پیامبرانی‌] به میان امتهای نخستین فرستاده‌ایم‌///ما پیش از تو (نیز) پیامبرانی در میان امتهای نخستین فرستادیم.///و همانا فرستادیم پیش از تو در توده‌های پیشینیان‌///و به‌راستی و درستی، ما پیش از تو (نیز پیامبرانی) فرستادیم. quran_en_fa But never came a messenger to them but they mocked him. و هیچ پیامبری به سوی آنان نمی‌آمد مگر آنکه او را مسخره می‌کردند.///و هیچ پیامبری به سوی آنان نمی‌آمد مگر آنکه او را مسخره می‌کردند.///هیچ پیامبرى بر آنها مبعوث نشد، جز آنکه مسخره‌اش کردند.///و هیچ پیامبرى برایشان نمى‌آمد جز آن که او را مسخره مى‌کردند///و هیچ پیامبرى برایشان نیامد جز آنکه او را به مسخره مى‌گرفتند.///و هیچ پیامبرى برایشان نمى‌آمد، مگر آن که به استهزاى او مى‌پرداختند.///و هیچ رسولی بر آن مردم نمی‌آمد جز آنکه به استهزای او می‌پرداختند.///و هیچ پیامبری برای آنان نیامد مگر آنکه او را ریشخند می‌کردند///هیچ پیامبری به سراغ آنها نمی‌آمد مگر اینکه او را مسخره می‌کردند.///و نیامدشان فرستاده‌ای جز آنکه بودند بدو استهزاءکنندگان‌///و هیچ پیامبری ایشان را نیاید جز آنکه او را به مسخره می‌گرفته‌اند. quran_en_fa Even so do we let it creep into the hearts of the sinners - ما این گونه [که قابل فهمیدن باشد] قرآن را وارد قلوب بدکاران می‌کنیم.///ما این گونه [که قابل فهمیدن باشد] قرآن را وارد قلوب بدکاران می‌کنیم.///راهش را در دل مجرمان اینچنین مى‌گشاییم.///بدین‌سان آن [قرآن‌] را در دل‌هاى مجرمان راه مى‌دهیم///بدین گونه آن [استهزا] را در دل بزهکاران راه مى‌دهیم،///این­گونه ما [براى اتمام حجت،] قرآن را در دل‌هاى مجرمان راه مى‌دهیم.///این گونه ما قرآن را (روشن) در دل زشتکاران وارد سازیم،///بدین‌سان آن را در دل گناهکاران راه می‌دهیم‌///ما اینچنین (و از هر طریق ممکن) قرآن را به درون دلهای مجرمان راه می‌دهیم!///بدینسان بمیرانیمش در دلهای گنهکاران‌///این گونه آن (استهزا) را در دل بزهکاران بسی نفوذ می‌دهیم (که خلاصی از آن ندارند). quran_en_fa That they should not believe in the (Message); but the ways of the ancients have passed away. [با این همه] به آن ایمان نمی‌آورند، و البته روش پیشینیان هم [در مسخره کردن آیات خدا و استهزای پیامبران] به همین صورت بوده است.///[با این همه] به آن ایمان نمی‌آورند، و البته روش پیشینیان هم [در مسخره کردن آیات خدا و استهزای پیامبران] به همین صورت بوده است.///به آن ایمان نمى‌آورند و سنت پیشینیان چنین بوده است.///[با این حال‌] به آن ایمان نمى‌آورند، و روش پیشینیان نیز [بر این‌] رفته است [که پیامبران را تکذیب مى‌کردند]/// [که‌] به او ایمان نمى‌آورند، و راه [و رسم‌] پیشینیان پیوسته چنین بوده است.///[اما] آنان به آن ایمان نمى‌آورند و سنت کفار پیشین نیز این‌گونه بوده است.///لیکن به آن ایمان نمی‌آورند، و البته عادت امم سابقه هم (مانند امت تو بر همین انکار و استهزا نسبت به رسولان و کتب آسمانی) گذشت.///[که‌] به آن ایمان نمی‌آورند، و سنت پیشینیان [نیز چنین‌] گذشته است‌///(اما با این حال،) آنها به آن ایمان نمی‌آورند؛ روش اقوام پیشین نیز چنین بود!///ایمان نیارند بدان حالی که گذشت آئین پیشینیان‌///بدان ایمان نمی‌آورند، و راه و رسم پیشینیان پیوسته چنان بوده است. quran_en_fa Even if We opened out to them a gate from heaven, and they were to continue (all day) ascending therein, و اگر [برای دریافت حقایق ومعارف] دری از آسمان به روی آنان بگشاییم، که همواره از آن بالا روند.///و اگر [برای دریافت حقایق ومعارف] دری از آسمان به روی آنان بگشاییم، که همواره از آن بالا روند.///اگر بر ایشان از آسمان درى بگشاییم که از آن بالا روند،///و اگر درى از آسمان بر آنان مى‌گشودیم که در آن پیوسته بالا مى‌رفتند///و اگر درى از آسمان بر آنان مى‌گشودیم که همواره از آن بالا مى‌رفتند،///و اگر از آسمان درى بر روى آنان مى‌گشودیم تا از آن بالا روند،///و اگر ما بر این کافران امتت دری از آسمان بگشاییم تا دائم بر آسمانها عروج (یا فرشتگان بر آنها نزول) کنند،///و اگر بر آنان دری از [درهای‌] آسمان می‌گشودیم و آنان به آن عروج می‌کردند///و اگر دری از آسمان به روی آنان بگشاییم، و آنها پیوسته در آن بالا روند …///و اگر بگشائیم بر ایشان دری را از آسمان پس آغاز کنند در آن بالا روند///و اگر دری از آسمان بر آنان برگشاییم پس همواره در آن بالا روند. quran_en_fa They would only say: "Our eyes have been intoxicated: Nay, we have been bewitched by sorcery." باز خواهند گفت: یقینا ما چشم بندی شده‌ایم، بلکه گروهی جادو شده هستیم.///باز خواهند گفت: یقینا ما چشم بندی شده‌ایم، بلکه گروهی جادو شده هستیم.///گویند: چشمان ما را جادو کرده‌اند، بلکه ما مردمى جادوزده هستیم.///قطعا مى‌گفتند: جز این نیست که ما چشم‌بندى شده‌ایم، بلکه ما گروهى جادو زده‌ایم///قطعا مى‌گفتند: «در حقیقت، ما چشم‌بندى شده‌ایم، بلکه ما مردمى هستیم که افسون شده‌ایم.»///قطعا مى‌گفتند: «در حقیقت ما چشم‌بندى شده‌ایم، بلکه ما قومى جادو شده‌ایم.»///باز هم خواهند گفت: چشمان ما را فرو بسته‌اند، بلکه در ما سحر و جادویی به کار برده‌اند.///باز بی‌شبهه می‌گفتند ما فقط چشم‌بندی شده‌ایم، بلکه قومی جادوزده هستیم‌///باز می‌گویند: «ما را چشم‌بندی کرده‌اند؛ بلکه ما (سر تا پا) سحر شده‌ایم!»///هر آینه گویند جز این نیست که چشم‌بند شدیم بلکه مائیم گروهی جادوشدگان‌///بی‌گمان گویند: «در حقیقت، ما چشم‌بندی شده‌ایم، بلکه ما گروهی افسون‌شده‌ایم!» quran_en_fa It is We Who have set out the zodiacal signs in the heavens, and made them fair-seeming to (all) beholders; به راستی که ما در آسمان، برج هایی قرار دادیم و آن را برای بینندگان [به شکل صورت‌های فلکی] آراستیم.///به راستی که ما در آسمان، برج هایی قرار دادیم و آن را برای بینندگان [به شکل صورت‌های فلکی] آراستیم.///و هرآینه در آسمان برجهایى آفریدیم و براى بینندگانشان بیاراستیم.///و همانا ما در آسمان برج‌هایى قرار دادیم و آن را براى تماشاگران آراستیم///و به یقین، ما در آسمان برجهایى قرار دادیم و آن را براى تماشاگران آراستیم.///و ما در آسمان برج‌هایى قرار دادیم و آن را براى بینندگان آراستیم.///و همانا ما در آسمان کاخهای بلند برافراشتیم و بر چشم بینایان عالم آن کاخها را به زیب و زیور بیاراستیم.///و به راستی در آسمان برجهایی آفریدیم و آن را در چشم تماشاگران آراستیم‌///ما در آسمان برجهایی قرار دادیم؛ و آن را برای بینندگان آراستیم.///و همانا نهادیم در آسمان برجهائی و آراستیم آنها را برای بینندگان‌///و به‌راستی بی‌گمان ما در آسمان کاخ‌هایی (وحیانی) قرار دادیم و آنها را برای تماشاگران (زمین و آسمان) آراستیم. quran_en_fa And (moreover) We have guarded them from every cursed devil: و آن را از هر شیطان رانده شده‌ای حفظ کردیم.///و آن را از هر شیطان رانده شده‌ای حفظ کردیم.///و از هر شیطان رجیمى حفظشان کردیم.///و آن را از [ورود] هر شیطان مطرودى نگاه داشتیم///و آن را از هر شیطان رانده‌شده‌اى حفظ کردیم.///و آنها را از [دسترس] هر شیطان رانده­شده‌اى، حفظ کردیم.///و آن را از (دستبرد) هر شیطان مردودی محفوظ داشتیم.///و از [دستبرد] هر شیطان مطرودی محفوظ داشتیم‌///و آن را از هر شیطان رانده شده‌ای حفظ کردیم؛///و حفظ کردیم آنها را از هر شیطانی رانده‌شده‌///و (هم) آن‌ها را از هر شیطان رانده‌شده‌ای نگه داشتیم. quran_en_fa But any that gains a hearing by stealth, is pursued by a flaming fire, bright (to see). مگر آنکه دزدانه [خبرهای عالم بالا را] بشنود، که شهابی روشن او را دنبال می‌کند.///مگر آنکه دزدانه [خبرهای عالم بالا را] بشنود، که شهابی روشن او را دنبال می‌کند.///مگر آنکه دزدانه گوش مى‌داد و شهابى روشن تعقیبش کرد.///مگر آن کس که دزدیده گوش فرا دهد که شهابى روشن او را دنبال مى‌کند///مگر آن کس که دزدیده گوش فرا دهد که شهابى روشن او را دنبال مى‌کند.///مگر آن که دزدانه گوش فراداد، که شهابى روشن او را دنبال نمود.///لیکن هر شیطانی برای سرقت سمع (یعنی برای دزدیدن و دریافتن سخن فرشتگان عالم بالا) به آسمان نزدیک شود تیر شهاب و شعله آسمانی او را تعقیب کند.///مگر کسی که دزدانه [رازی‌] بشنود، که شهابی روشن در پی او خواهد افتاد///مگر آن کس که استراق سمع کند (و دزدانه گوش فرا دهد) که «شهاب مبین» او را تعقیب می‌کند (و می‌راند)///مگر آنکه بدزدد شنیدن را (دزدکی شنود) که در پیش افتد شهابی آشکار///مگر کسی که دزدانه گوش فرا دهد، پس نیزه‌ی آتشین آشکارگری او را دنبال کند. quran_en_fa And the earth We have spread out (like a carpet); set thereon mountains firm and immovable; and produced therein all kinds of things in due balance. و زمین را گستراندیم و در آن کوه‌های استوار افکندیم، واز هر گیاه موزون وسنجیده‌ای در آن رویاندیم.///و زمین را گستراندیم و در آن کوه‌های استوار افکندیم، واز هر گیاه موزون وسنجیده‌ای در آن رویاندیم.///و زمین را گستردیم و در آن کوه‌هاى عظیم افکندیم. و از هر چیز به شیوه‌اى سنجیده در آن رویانیدیم.///و زمین را گستردیم و در آن کوه‌هاى استوار افکندیم و در آن از هر چیز متناسب [نیاز انسان‌] رویاندیم///و زمین را گسترانیدیم و در آن کوههاى استوار افکندیم و از هر چیز سنجیده‌اى در آن رویانیدیم.///و زمین را گستراندیم و در آن کوه‌هاى استوار افکندیم و در آن از هر چیز سنجیده و به اندازه‌ای، رویاندیم.///و زمین را هم ما بگستردیم و در آن کوههای عظیم بر نهادیم و در آن از هر گیاه و هر نبات مناسب و موافق حکمت و عنایت برویانیدیم.///و زمین را گسترانیدیم و در آن کوههای استوار در انداختیم و در آن از هر چیز سنجیده‌ای رویانیدیم‌///و زمین را گستردیم؛ و در آن کوه‌های ثابتی افکندیم؛ و از هر گیاه موزون، در آن رویاندیم؛///و زمین را گسترانیدیم و افکندیم در آن لنگرهائی و رویانیدیم در آن از هر چیزی زیبا///و زمین را گستراندیم، و در آن کوه‌هایی پابرجا (و بلند بالا) فرو افکندیم و از هر چیز سنجیده شده‌ای، به اندازه در آن رویاندیم. quran_en_fa And We have provided therein means of subsistence,- for you and for those for whose sustenance ye are not responsible. و در آن برای شما و کسانی که روزی دهنده آنان نیستید، انواع وسایل و ابزار معیشت قرار دادیم.///و در آن برای شما و کسانی که روزی دهنده آنان نیستید، انواع وسایل و ابزار معیشت قرار دادیم.///و معیشت شما و کسانى را که شما روزى‌دهشان نیستید، در آنجا قرار دادیم.///و در آن براى شما و براى آن که روزى رسان وى نیستید اسباب زندگانى پدید آوردیم///و براى شما و هر کس که شما روزى‌دهنده او نیستید، در آن وسایل زندگى قرار دادیم.///و در آن زمین، براى شما و آن که شما روزى­دهنده او نیستید، وسیله‌ى زندگى قرار دادیم.///و در این زمین هم لوازم معاش و زندگانی شما را مهیا کردیم و هم بر سایر حیوانات که شما به آنها روزی نمی‌دهید قوت و غذا فراهم ساختیم.///و در آن برای شما و برای آنان که شما روزی‌دهشان نیستید، زیستمایه‌ها پدید آوردیم‌///و برای شما انواع وسایل زندگی در آن قرار دادیم؛ همچنین برای کسانی که شما نمی‌توانید به آنها روزی دهید!///و قرار دادیم برای شما در آن روزیهائی (زندگیهائی) و آن کس را که نیستید مرا او را روزی‌دهندگان‌///و برای شما و هر کس که شما روزی‌دهنده‌اش نیستید، در آن وسایل زندگی قرار دادیم. quran_en_fa And there is not a thing but its (sources and) treasures (inexhaustible) are with Us; but We only send down thereof in due and ascertainable measures. و هیچ چیزی نیست مگر آنکه خزانه هایش نزد ماست، و آن را جز به اندازه معین نازل نمی‌کنیم.///و هیچ چیزی نیست مگر آنکه خزانه هایش نزد ماست، و آن را جز به اندازه معین نازل نمی‌کنیم.///هر چه هست خزاین آن نزد ماست و ما جز به اندازه‌اى معین آن را فرو نمى‌فرستیم.///و هر چه هست، خزینه‌هاى آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه‌ى معین نازل نمى‌کنیم///و هیچ چیز نیست مگر آنکه گنجینه‌هاى آن نزد ماست، و ما آن را جز به اندازه‌اى معین فرو نمى‌فرستیم.///و هیچ چیز نیست مگر آن که منابع و گنجینه‌هاى آن نزد ماست. و ما جز به مقدار معین فرونمى‌فرستیم. ‌///و هیچ چیز در عالم نیست جز آنکه منبع و خزانه آن نزد ماست ولی ما از آن بر عالم خلق الا به قدر معین (که مصلحت است) فرو نمی‌فرستیم.///و هیچ چیز نیست مگر آنکه گنجینه‌هایش نزد ماست، و جز به اندازه معین از آن پدید نمی‌آوریم‌///و خزائن همه چیز، تنها نزد ماست؛ ولی ما جز به اندازه معین آن را نازل نمی‌کنیم!///و نیست چیزی جز آنکه نزد ما است گنجهایش و نفرستیمش مگر به اندازه دانسته‌///و هیچ چیزی نیست مگر آنکه گنجینه‌های آن نزد ماست، و ما آن را جز به اندازه‌ای معلوم فرو نمی‌فرستیم. quran_en_fa And We send the fecundating winds, then cause the rain to descend from the sky, therewith providing you with water (in abundance), though ye are not the guardians of its stores. و بادها را باردار کننده فرستادیم، و از آسمان آبی نازل کردیم و شما را با آن سیراب ساختیم و شما ذخیره کننده آن نیستید.///و بادها را باردار کننده فرستادیم، و از آسمان آبی نازل کردیم و شما را با آن سیراب ساختیم و شما ذخیره کننده آن نیستید.///و بادهاى آبستن‌کننده را فرستادیم، و از آسمان آبى نازل کردیم و شما را بدان سیراب ساختیم و شما را نرسد که خازنان آن باشید.///و بادها را بارور کننده فرستادیم و از آسمان آبى نازل کردیم و شما را بدان سیراب نمودیم، در حالى که شما ذخیره کننده‌ى آن نبودید///و بادها را باردارکننده فرستادیم و از آسمان، آبى نازل کردیم، پس شما را بدان سیراب نمودیم، و شما خزانه‌دار آن نیستید.///و بادها را براى بارور ساختن [ابرها و گیاهان] فرستادیم و از آسمان آبى نازل کردیم، پس شما را بدان سیراب نمودیم، در حالى که شما ذخیره‌کننده‌ی آن نیستید، و توان آن را هم ندارید.///و ما بادهای باردار کننده (رحم طبیعت) را فرستادیم، آن‌گاه باران را از آسمان فرود آوردیم تا به آن آب، شما را سیراب گردانیدیم و گر نه شما نمی‌توانستید آبهایی (برای وقت حاجت خود در هر جای زمین از کوه و دره و بیابان و صحرا) منبع ساخته و جاری سازید.///و بادهای بارآور را فرستادیم و از آسمان آبی فرو فرستادیم، آنگاه شما را از آن سیراب کردیم و شما خزانه‌دار آن نیستید///ما بادها را برای بارور ساختن (ابرها و گیاهان) فرستادیم؛ و از آسمان آبی نازل کردیم، و شما را با آن سیراب ساختیم؛ در حالی که شما توانایی حفظ و نگهداری آن را نداشتید!///و فرستادیم بادها را آبستن‌کنندگان پس فرود آوردیم از آسمان آبی پس نوشانیدیمش به شما و نبودید آن را اندوزندگان‌///و بادها را باردارکننده فرستادیم. پس آبی از آسمان نازل کردیم، پس شما را بدان سیراب نمودیم، حال آنکه شما نگهدارنده‌ی آن نیستید. quran_en_fa And verily, it is We Who give life, and Who give death: it is We Who remain inheritors (after all else passes away). و یقینا ماییم که حیات می‌دهیم، و می‌میرانیم و ما وارث [جهان و جهانیان] هستیم.///و یقینا ماییم که حیات می‌دهیم، و می‌میرانیم و ما وارث [جهان و جهانیان] هستیم.///هرآینه ما هستیم که زنده مى‌کنیم و مى‌میرانیم و بعد از همه باقى مى‌مانیم.///و بى‌تردید، این ماییم که زنده مى‌کنیم و مى‌میرانیم و ما وارث [همه‌] هستیم///و بى‌تردید، این ماییم که زنده مى‌کنیم و مى‌میرانیم، و ما وارث [همه‌] هستیم.///و البته این ماییم که زنده مى‌کنیم و مى‌میرانیم. و ماییم که [بعد از مرگ همه، می­مانیم و] وارث مى‌شویم.///و محققا ماییم که زنده می‌کنیم و می‌میرانیم و وارث (همه خلق که فانی می‌شوند) ما هستیم.///و ماییم که زنده می‌داریم و می‌میرانیم و ما بازمانده [جاوید] ایم‌///ماییم که زنده می‌کنیم و می‌میرانیم؛ و ماییم وارث (همه جهان)!///و همانا ما زنده کنیم و بمیرانیم و مائیم ارث‌برندگان‌///و بی‌گمان، این ماییم که زنده می‌کنیم و (این ماییم که) می‌میرانیم، و (هم) ماییم که به‌راستی وارثانیم. quran_en_fa To Us are known those of you who hasten forward, and those who lag behind. و بی تردید [حالات، اعمال و شمار] پیشینیان شما و آیندگانتان را می‌دانیم.///و بی تردید [حالات، اعمال و شمار] پیشینیان شما و آیندگانتان را می‌دانیم.///و مى‌دانیم چه کسانى از شما از این پیش رفته‌اند و چه کسانى واپس مانده‌اند.///و ما به خوبى رفتگان شما را شناخته‌ایم و بازماندگان شما را نیز شناخته‌ایم///و به یقین، پیشینیان شما را شناخته‌ایم و آیندگان [شما را نیز] شناخته‌ایم.///و بدون شک، ما به پیشینیان از شما علم داریم و به آیندگان نیز آگاهیم.///و البته ما به همه گذشتگان و آیندگان شما آگاهی کامل داریم.///و پیشینیان و پسینیان‌شما را به خوبی می‌شناسیم‌///ما، هم پیشینیان شما را دانستیم؛ و هم متأخران را!///و همانا دانستیم پیشینیان را از شما و دانستیم پس آیندگان را///و ما همانا بی‌چون خواستاران پیشبردتان را شناختیم. و همانا به‌راستی خواستاران تأخیرتان را (نیز) شناختیم. quran_en_fa Assuredly it is thy Lord Who will gather them together: for He is perfect in Wisdom and Knowledge. و مسلما پروردگار توست که محشورشان می‌کند؛ زیرا او حکیم و داناست.///و مسلما پروردگار توست که محشورشان می‌کند؛ زیرا او حکیم و داناست.///و پروردگار تو همه را محشور مى‌گرداند، زیرا اوست که حکیم و داناست.///و مسلما پروردگار تو هموست که آنها را محشور خواهد کرد، [و] او حکیم داناست///و مسلما پروردگار توست که آنان را محشور خواهد کرد، چرا که او حکیم داناست.///و همانا پروردگار توست که همه‌ی آنان را محشور خواهد کرد، زیرا که او حکیم و علیم است.///و البته خدای تو همه خلایق را در قیامت محشور خواهد کرد، که کار او از روی علم و حکمت است.///و بی‌گمان پروردگارت آنان را محشور می‌گرداند، که او فرزانه داناست‌///پروردگار تو، قطعا آنها را (در قیامت) جمع و محشور می‌کند؛ چرا که او حکیم و داناست!///و همانا پروردگار تو برانگیزاندشان همانا او است حکیم دانا///و بی‌گمان پروردگار تو است که آنان را محشور خواهد کرد. به‌راستی او حکیمی بس داناست. quran_en_fa We created man from sounding clay, from mud moulded into shape; و ما انسان را از گلی خشک که برگرفته از لجنی متعفن و تیره رنگ است، آفریدیم.///و ما انسان را از گلی خشک که برگرفته از لجنی متعفن و تیره رنگ است، آفریدیم.///ما آدمى را از گل خشک، از لجن بویناک آفریدیم.///همانا انسان را از گلى خشکیده، از لجن مانده‌ى بدبوى آفریدیم///و در حقیقت، انسان را از گلى خشک، از گلى سیاه و بدبو، آفریدیم.///و به راستی ما [نخستین] انسان را از گل خشکیده‌ای [همچون سفال] که از گل بدبوى [تیره رنگى] گرفته شده بود، آفریدیم.///و همانا ما انسان را از گل و لای کهنه متغیر بیافریدیم.///و انسان [/ آدم‌] را از گل خشک بازمانده از لجنی بویناک آفریده‌ایم‌///ما انسان را از گل خشکیده‌ای (همچون سفال) که از گل بد بوی (تیره رنگی) گرفته شده بود آفریدیم!///و همانا آفریدیم انسان را از گل خشک از گلی تیره ریخته‌شده‌///و به‌درستی انسان را از گلی خشک، از گلی سیاه و تغییریافته و دیرپا آفریدیم. quran_en_fa And the Jinn race, We had created before, from the fire of a scorching wind. و جن را پیش از آن از آتشی سوزان و بی دود پدید آوردیم.///و جن را پیش از آن از آتشی سوزان و بی دود پدید آوردیم.///و جن را پیش از آن از آتش سوزنده بى‌دود آفریده بودیم.///و جن را پیش از آن از آتش نافذ آفریدیم///و پیش از آن، جن را از آتشى سوزان و بى‌دود خلق کردیم.///و قبل از انسان، جن را از آتشى سوزان و نافذ آفریدیم.///و طایفه دیوان را پیشتر از آتش گدازنده، خلق کردیم.///و پیشتر جن [/ابلیس‌] را از آتشباد آفریده بودیم‌///و جن را پیش از آن، از آتش گرم و سوزان خلق کردیم!///و جن را بیافریدیم از پیش از آتشی که بوی او است کشنده‌///و پیش از آن، جنیان را از آتشی مسموم [: زهرآگین] آفریدیم. quran_en_fa Behold! thy Lord said to the angels: "I am about to create man, from sounding clay from mud moulded into shape; و [یاد کن] هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشری از گل خشک که برگرفته از لجنی متعفن و تیره رنگ است، می‌آفرینم.///و [یاد کن] هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشری از گل خشک که برگرفته از لجنی متعفن و تیره رنگ است، می‌آفرینم.///و پروردگارت به فرشتگان گفت: مى‌خواهم بشرى از گل خشک، از لجن بویناک بیافرینم.///و [یاد کن‌] هنگامى را که پروردگار تو به فرشتگان گفت: من آفریننده بشرى از گل خشکیده، از لجن مانده‌ى بدبوى خواهم بود///و [یاد کن‌] هنگامى را که پروردگار تو به فرشتگان گفت: «من بشرى را از گلى خشک، از گلى سیاه و بدبو، خواهم آفرید.///و [یاد کن] آن­گاه که پروردگارت به فرشتگان گفت: «همانا من بشرى را از گلى خشکیده، سیاه و بدبو خلق مى‌کنم.///و (یاد آر) آن گاه که پروردگارت به فرشتگان عالم اظهار فرمود که من بشری از ماده گل و لای کهنه متغیر، خلق خواهم کرد.///و چنین بود که پروردگارت به فرشتگان فرمود من آفریننده انسانی از گل خشک بازمانده از لجنی بویناک هستم‌///و (به خاطر بیاور) هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده، می‌آفرینم.///و هنگامی که گفت پروردگار تو به فرشتگان که همانا منم آفریننده بشری از گل خشک از گلی تیره‌رنگ ریخته‌شده‌///و چون پروردگارت به فرشتگان گفت: «من همانا بشری را از گلی خشک (و) سیاه [: لجن] و تغییریافته و دیرپا آفریننده‌ام.» quran_en_fa "When I have fashioned him (in due proportion) and breathed into him of My spirit, fall ye down in obeisance unto him." پس چون او را درست و نیکو گردانم و از روح خود در او بدمم، برای او سجده کنان بیفتید.///پس چون او را درست و نیکو گردانم و از روح خود در او بدمم، برای او سجده کنان بیفتید.///چون آفرینشش را به پایان بردم و از روح خود در آن دمیدم، در برابر او به سجده بیفتید.///پس وقتى آن را پرداختم و از روح خود در آن دمیدم براى او به سجده در افتید///پس وقتى آن را درست کردم و از روح خود در آن دمیدم، پیش او به سجده درافتید.///پس هرگاه معتدل و استوارش ساختم و از روح خود در او دمیدم، سجده‌کنان پیش او بیفتید.»///پس چون آن (عنصر) را معتدل بیارایم و در آن از روح خویش بدمم همه (از جهت حرمت و عظمت آن روح الهی) بر او سجده کنید.///پس چون او را سامان دادم و در آن از روح خود دمیدم در برابر او به سجده در افتید///هنگامی که کار آن را به پایان رساندم، و در او از روح خود (یک روح شایسته و بزرگ) دمیدم، همگی برای او سجده کنید!»///پس گاهی که آراستمش و دمیدم در او از روح خویش پس بیفتید برایش سجده‌کنان‌///«پس هنگامی که آن را درست کردم، و از روح ممتاز (آفریده‌ی) خود در آن دمیدم، برای او به سجده درافتید.» quran_en_fa So the angels prostrated themselves, all of them together: پس همه فرشتگان بدون استثناء سجده کردند.///پس همه فرشتگان بدون استثناء سجده کردند.///فرشتگان همگى سجده کردند،///پس فرشتگان همگى یکسره سجده کردند///پس فرشتگان همگى یکسره سجده کردند،///پس فرشتگان همگى با هم و یک‌سره سجده کردند،///پس همه فرشتگان سجده کردند.///آنگاه فرشتگان همگی سجده بردند///همه فرشتگان، بی استثنا، سجده کردند …///پس سجده کردند فرشتگان همگی با هم‌///پس فرشتگان همگان به سجده فرو افتادند، quran_en_fa Not so Iblis: he refused to be among those who prostrated themselves. مگر ابلیس که از اینکه با سجده کنان باشد، امتناع کرد.///مگر ابلیس که از اینکه با سجده کنان باشد، امتناع کرد.///مگر ابلیس که سرباز زد که با سجده‌کنندگان باشد.///جز ابلیس که سرباز زد از این که با سجده کنندگان باشد///جز ابلیس که خوددارى کرد از اینکه با سجده‌کنندگان باشد.///جز ابلیس که از بودن با سجده‌کنان، خوددارى ورزید.///مگر ابلیس که از همراهی با سجده کنندگان امتناع ورزید.///مگر ابلیس که از اینکه از سجده‌کنندگان باشد، سر باززد///جز ابلیس، که ابا کرد از اینکه با سجده‌کنندگان باشد.///جز ابلیس که سرپیچید از آنکه باشد با سجده‌کنندگان‌///جز ابلیس (که) خودداری کرد که با سجده‌کنندگان باشد. quran_en_fa (Allah) said: "O Iblis! what is your reason for not being among those who prostrated themselves?" [خدا] گفت: ای ابلیس! تو را چه شده که با سجده کنان نیستی؟///[خدا] گفت: ای ابلیس! تو را چه شده که با سجده کنان نیستی؟///گفت: اى ابلیس، چرا تو از سجده‌کنندگان نبودى؟///گفت: اى ابلیس! تو را چه شده است که با سجده کنندگان نباشى///فرمود: «اى ابلیس، تو را چه شده است که با سجده‌کنندگان نیستى؟»///[خداوند] فرمود: «اى ابلیس! تو را چه شده که همراه سجده‌کنان نیستى؟»///خدا فرمود که‌ای شیطان، برای چه تو با ساجدان عالم سر فرود نیاوردی؟///فرمود ای ابلیس تو را چه می‌شود که از سجده‌کنندگان نیستی؟///(خداوند) فرمود: «ای ابلیس! چرا با سجده‌کنندگان نیستی؟!»///گفت ای ابلیس چه شدت که نبودی با سجده‌کنندگان‌///فرمود: «ابلیس! تو را چه شده که با سجده‌کنندگان نیستی‌؟» quran_en_fa (Iblis) said: "I am not one to prostrate myself to man, whom Thou didst create from sounding clay, from mud moulded into shape." گفت: من آن نیستم که برای بشری که او را از گلی خشک و برگرفته از لجنی متعفن و تیره رنگ آفریدی، سجده کنم!!///گفت: من آن نیستم که برای بشری که او را از گلی خشک و برگرفته از لجنی متعفن و تیره رنگ آفریدی، سجده کنم!!///گفت: من براى بشرى که از گل خشک، از لجن بویناک آفریده‌اى سجده نمى‌کنم.///گفت: من آن نیستم که براى بشرى که او را از گلى خشک، از لجن مانده‌ى بدبوى آفریده‌اى سجده کنم///گفت: «من آن نیستم که براى بشرى که او را از گلى خشک، از گلى سیاه و بدبو، آفریده‌اى، سجده کنم.»///[ابلیس] گفت: «من این‌گونه نیستم که براى بشرى که او را از گلى خشکیده، سیاه و بدبو آفریده‌اى، سجده کنم.»///شیطان پاسخ داد که من هرگز به بشری که از گل و لای کهنه متغیر خلقت کرده‌ای سجده نخواهم کرد.///گفت من کسی نیستم که به انسانی که از گل خشک بازمانده از لجنی بویناکش آفریده‌ای، سجده برم‌///گفت: «من هرگز برای بشری که او را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده است آفریده‌ای، سجده نخواهم کرد!»///گفت نیستم من که سجده کنم برای بشری که آفریدی او را از گلی خشک از گل تیره ریخته‌شده‌///گفت: «من (آن کسی) نبوده‌ام که برای بشری که او را از گلی خشک (و) سیاه [: لجن] و تغییریافته و دیرپا آفریده‌ای، سجده کنم.» quran_en_fa (Allah) said: "Then get thee out from here; for thou art rejected, accursed. [خدا] گفت: از این [جایگاه والا که مقام مقربان است] بیرون رو که رانده شده‌ای،///[خدا] گفت: از این [جایگاه والا که مقام مقربان است] بیرون رو که رانده شده‌ای،///گفت: از آنجا بیرون شو که مطرود هستى.///گفت: پس از آن جا بیرون شو که بى‌شک تو مطرودى///فرمود: «از این [مقام‌] بیرون شو که تو رانده‌شده‌اى.///[خداوند] فرمود: «پس از صف فرشتگان خارج شو که همانا تو رانده شده‌ای.///خدا هم (به او قهر و عتاب) فرمود که از صف ساجدان (و از بهشت مطیعان) خارج شود که تو رانده درگاه ما شدی.///فرمود پس از آن [بهشت‌] بیرون شو که تو مطرودی‌///فرمود: «از صف آنها [= فرشتگان‌] بیرون رو، که رانده‌شده‌ای (از درگاه ما!).///گفت پس برون شو از آن که توئی رانده شده‌///فرمود: «پس از این (باغ) برون شو. بی‌چون سنگ‌باران (و) رانده‌شده‌ای.» quran_en_fa "And the curse shall be on thee till the day of Judgment." و بی تردید تا روز قیامت لعنت بر تو خواهد بود.///و بی تردید تا روز قیامت لعنت بر تو خواهد بود.///تا روز قیامت بر تو لعنت است.///و بر توست لعنت و نفرین تا روز قیامت///و تا روز جزا بر تو لعنت باشد.///و البته تا روز جزا بر تو لعنت خواهد بود.»///و لعنت ما تا روز جزا بر تو محقق و حتمی گردید.///و تا روز جزا بر تو لعنت باد///و لعنت (و دوری از رحمت حق) تا روز قیامت بر تو خواهد بود!»///و همانا بر تو است لعنت من تا روز دین‌///«و بی‌گمان تا روز (بروز) طاعت، لعنت (خدا و خدائیان) بر تواست.» quran_en_fa (Iblis) said: "O my Lord! give me then respite till the Day the (dead) are raised." گفت: پروردگارا! پس مرا تا روزی که [همگان] برانگیخته می‌شوند، مهلت ده.///گفت: پروردگارا! پس مرا تا روزی که [همگان] برانگیخته می‌شوند، مهلت ده.///گفت: اى پروردگار من، مرا تا روزى که دوباره زنده مى‌شوند مهلت ده.///گفت: اى پروردگار من! پس تا روزى که [مردم‌] برانگیخته مى‌شوند مهلتم ده///گفت: «پروردگارا، پس مرا تا روزى که برانگیخته خواهند شد مهلت ده.»///[ابلیس] گفت: «پروردگارا! پس مرا تا روزى که مردم برانگیخته شوند، مهلت بده!»///شیطان از خدا درخواست کرد که پروردگارا، پس مرا تا روز قیامت که خلق مبعوث می‌شوند مهلت و طول عمر عطا فرما.///گفت پروردگارا پس مرا تا روزی که [همگان‌] برانگیخته شوند، مهلت ده‌///گفت: «پروردگارا! مرا تا روز رستاخیز مهلت ده (و زنده بگذار!)»///گفت پروردگارا مهلتم ده تا روزی که برانگیخته شوند///گفت: «پروردگارم! پس مرا تا روزی که برانگیخته خواهند شد مهلت ده.» quran_en_fa (Allah) said: "Respite is granted thee [خدا] گفت: تو از مهلت یافتگانی،///[خدا] گفت: تو از مهلت یافتگانی،///گفت: تو در شمار مهلت‌یافتگانى.///گفت: تو از مهلت یافتگانى///فرمود: «تو از مهلت‌یافتگانى،///[خداوند] فرمود: «همانا تو از مهلت­یافتگانى.///خدا فرمود: آری تو را مهلت خواهد بود.///فرمود تو از مهلت یافتگانی‌///فرمود: «تو از مهلت یافتگانی!///گفت همانا توئی از مهلت‌دادگان‌///فرمود: «پس بی‌چون تو از مهلت‌یافتگانی،» quran_en_fa "Till the Day of the Time appointed." تا روز [آن] وقت معین.///تا روز [آن] وقت معین.///تا آن روزى که وقتش معلوم است.///تا روز وقت معین///تا روز [و] وقت معلوم.///[اما نه تا روز قیامت، بلکه] تا روزى که وقت آن معلوم است.»///تا به وقت معین و روز معلوم (شاید مرا تا قیامت یا نفخه صور اول یا ظهور دولت ولی عصر یا ظهور حکومت عقل انسان بر نفس و هوای او باشد).///تا روز و هنگام معین‌///(اما نه تا روز رستاخیز، بلکه) تا روز وقت معینی.»///تا روز هنگام دانسته‌///«تا روز وقت معلوم.» quran_en_fa (Iblis) said: "O my Lord! because Thou hast put me in the wrong, I will make (wrong) fair-seeming to them on the earth, and I will put them all in the wrong,- گفت: پروردگارا! به سبب اینکه مرا گمراه نمودی، من هم یقینا [همه کارهای زشت را] در زمین برای آنان می‌آرایم [تا ارتکاب زشتی‌ها برای آنان آسان شود] و مسلما همه را گمراه می‌کنم.///گفت: پروردگارا! به سبب اینکه مرا گمراه نمودی، من هم یقینا [همه کارهای زشت را] در زمین برای آنان می‌آرایم [تا ارتکاب زشتی‌ها برای آنان آسان شود] و مسلما همه را گمراه می‌کنم.///گفت: اى پروردگار من، چون مرا نومید کردى، در روى زمین بدیها را در نظرشان بیارایم و همگان را گمراه کنم،///گفت: پروردگارا! به سبب آن که مرا گمراه کردى، من هم [باطل را] در روى زمین حتما برایشان مى‌آرایم و همه را گمراه مى‌کنم///گفت: «پروردگارا، به سبب آنکه مرا گمراه ساختى، من [هم گناهانشان را] در زمین برایشان مى‌آرایم و همه را گمراه خواهم ساخت،///[ابلیس] گفت: «پروردگارا! به سبب آن که مرا گمراه ساختى، من هم در زمین [بدى‌ها را] برایشان مى‌آرایم و همه را فریب خواهم داد.///شیطان گفت: خدایا، چنانکه مرا به گمراهی و هلاکت کشاندی من نیز در زمین (هر باطلی را) در نظر فرزندان آدم جلوه می‌دهم (تا از یاد تو غافل شوند) و همه آنها را به گمراهی و هلاکت خواهم کشاند.///گفت پروردگارا از آنجا که مرا فریفتی، در روی زمین در نظر آنان [بدی را نیک‌] خواهم آراست، و همگی آنان را به گمراهی خواهم کشاند///گفت: «پروردگارا! چون مرا گمراه ساختی، من (نعمتهای مادی را) در زمین در نظر آنها زینت می‌دهم، و همگی را گمراه خواهم ساخت،///گفت پروردگارا بدانکه گمراهم کردی همانا آرایش دهم برای ایشان در زمین و هر آینه گمراهشان کنم همگی‌///گفت: «پروردگارم! به این که مرا گمراه ساختی، من (هم) بی‌چون و بی‌گمان در زمین (همه چیز را) برایشان می‌آرایم، و همانا همواره گمراه (شان) خواهم ساخت.» quran_en_fa "Except Thy servants among them, sincere and purified (by Thy Grace)." مگر [آن] بندگانت را که خالص شدگان [از هر نوع آلودگی ظاهری و باطنی] اند.///مگر [آن] بندگانت را که خالص شدگان [از هر نوع آلودگی ظاهری و باطنی] اند.///مگر آنها که بندگان با اخلاص تو باشند.///مگر بندگان خالص شده‌ى تو را از میان آنها///مگر بندگان خالص تو از میان آنان را.»///مگر [آن‌] بندگانت را که خالص‌شدگانند.»///به جز بندگان پاک و برگزیده تو را.///مگر آن بندگان اخلاص یافته‌ات را///مگر بندگان مخلصت را.»///جز بندگان تو از ایشان آن ناآلودگان (پاک‌شدگان)///«مگر خالص‌شدگان (ربانی) از بندگانت را.» quran_en_fa (Allah) said: "This (way of My sincere servants) is indeed a way that leads straight to Me. خدا فرمود: این [پیراسته شدن از هر ناخالصی] راهی است مستقیم [که تحققش در وجود بندگان مخلصم] برعهده من [است.]///خدا فرمود: این [پیراسته شدن از هر ناخالصی] راهی است مستقیم [که تحققش در وجود بندگان مخلصم] برعهده من [است.]///گفت: راه اخلاص راه راستى است که به من مى‌رسد.///[خداى‌] گفت: این سنت و راه راستى است بر عهده‌ى من///فرمود: «این راهى است راست [که‌] به سوى من [منتهى مى‌شود].///[خداوند] فرمود: «این [اخلاص و نجات مخلصین] راه مستقیمى است که خود بر عهده دارم.///خدا فرمود: همین (اخلاص و پاکی سریرت) راه مستقیم به (درگاه رضای) من است.///فرمود این راهی است که تا به پیشگاه من مستقیم است‌///فرمود: «این راه مستقیمی است که بر عهده من است (و سنت همیشگیم) …///گفت این است راهی بر من راست‌///فرمود: «این راهی است راست برعهده‌ی من.» quran_en_fa "For over My servants no authority shalt thou have, except such as put themselves in the wrong and follow thee." قطعا تو را بر بندگانم تسلطی نیست، مگر بر گمراهانی که از تو پیروی می‌کنند.///قطعا تو را بر بندگانم تسلطی نیست، مگر بر گمراهانی که از تو پیروی می‌کنند.///تو را بر بندگان من تسلطى نیست، مگر بر آن گمراهانى که تو را پیروى کنند.///که تو را بر بندگان من تسلطى نیست، جز کسانى از گمراهان که تو را پیروى کنند///در حقیقت، تو را بر بندگان من تسلطى نیست، مگر کسانى از گمراهان که تو را پیروى کنند،///همانا براى تو بر بندگان [برگزیده‌ی] من تسلطى نیست، مگر بر گمراهانى که تو را پیروى کنند.///و هرگز تو را بر بندگان (برگزیده) من تسلط و غلبه نخواهد بود لیکن اقتدار و سلطه تو بر مردم گمراهی است که پیرو تو شوند.///بدان که بر بندگان [خالص‌] من دست نخواهی یافت، مگر کسانی از گمراهان که از تو پیروی کنند///که بر بندگانم تسلط نخواهی یافت؛ مگر گمراهانی که از تو پیروی می‌کنند؛///که بندگانم را نباشدت بر ایشان فرمانروائیی مگر آنکه پیرویت کند از گمراهان‌///«بی‌گمان، تو را بر بندگان من هیچ سلطه‌ای نیست، مگر کسانی از گمراهان که تو را پیروی کردند،» quran_en_fa And verily, Hell is the promised abode for them all! و مسلما دوزخ، وعده گاه همگی آنان است.///و مسلما دوزخ، وعده گاه همگی آنان است.///و جهنم میعادگاه همه است.///و قطعا جهنم وعده‌گاه همه آنهاست///و قطعا وعده‌گاه همه آنان دوزخ است،///و البته دوزخ وعده‌گاه همگى آنهاست.///و البته وعده‌گاه جمیع آن مردم گمراه نیز آتش دوزخ خواهد بود.///و بی‌گمان جهنم میعادگاه همگی آنان است‌///و دوزخ، میعادگاه همه آنهاست!///و همانا دوزخ است وعده‌گاه آنان همگی‌///«و همواره وعده‌گاه همگی آنان بی‌چون دوزخ است.» quran_en_fa To it are seven gates: for each of those gates is a (special) class (of sinners) assigned. برای آن هفت در است، برای هر دری گروهی از پیروان شیطان تقسیم شده‌اند.///برای آن هفت در است، برای هر دری گروهی از پیروان شیطان تقسیم شده‌اند.///هفت در دارد و براى هر در گروهى از آنان معین شده‌اند.///آن را هفت در است و براى هر درى، گروه معینى از آن [گمراه‌] ها تقسیم شده‌اند/// [دوزخى‌] که براى آن هفت در است، و از هر درى بخشى معین از آنان [وارد مى‌شوند].///هفت در دارد، براى هر در بخشى از آن گمراهان تقسیم شده‌اند.»///که آن دوزخ را هفت در است که هر دری برای ورود دسته‌ای از گمراهان معین گردیده است.///که هفت طبقه دارد و بخشی جدا کرده از آنان خاص هر طبقه است‌///هفت در دارد؛ و برای هر دری، گروه معینی از آنها تقسیم شده‌اند!///برای آن است هفت در هر دری را است از ایشان بخشی جداگانه‌///«برای آن هفت در است و از هر دری بخشی معین از آن آنان است.» quran_en_fa The righteous (will be) amid gardens and fountains (of clear-flowing water). به یقین، پرهیزکاران در بهشت‌ها و چشمه سارها هستند.///به یقین، پرهیزکاران در بهشت‌ها و چشمه سارها هستند.///پرهیزگاران در بهشتها، کنار چشمه‌سارانند.///بى‌گمان، پرهیزکاران در باغ‌ها و چشمه‌سارانند///بى‌گمان، پرهیزگاران در باغها و چشمه‌سارانند.///همانا پرهیزکاران در باغ‌ها و [کنار] چشمه‌سارانند.///البته اهل تقوا در باغها و نهرهای جاری خواهند بود.///[اما] پرهیزگاران در باغها [ی بهشتی‌] و چشمه‌سارانند///به یقین، پرهیزگاران در باغها (ی سرسبز بهشت) و در کنار چشمه‌ها هستند.///همانا پرهیزکارانند در باغها و چشمه‌سارهائی‌///همواره، پرهیزگاران در باغ‌هایی سر در هم و چشمه‌سارانی‌می‌باشند. quran_en_fa (Their greeting will be): "Enter ye here in peace and security." [به آنان گویند:] با سلامت و امنیت وارد آنجا شوید.///[به آنان گویند:] با سلامت و امنیت وارد آنجا شوید.///به سلامت و ایمنى داخل شوید.///[به آنها گویند] به سلامت و ایمنى داخل آن شوید/// [به آنان گویند:] «با سلامت و ایمنى در آنجا داخل شوید.»///[به آنان خطاب مى‌شود:] «با سلامت و امنیت به باغ‌ها وارد شوید.»///(به آنها خطاب شود که) شما با درود و سلام و با کمال ایمنی و احترام به بهشت ابد وارد شوید.///[به آنان گویند] به سلامت و در امن و امان به آنجا درآیید///(فرشتگان به آنها می‌گویند:) داخل این باغها شوید با سلامت و امنیت!///درآئیدش به سلامت بر آسودگان‌///(به آنان گویند:) «با سلامت و ایمنی داخل آنها شوید.» quran_en_fa And We shall remove from their hearts any lurking sense of injury: (they will be) brothers (joyfully) facing each other on thrones (of dignity). و آنچه از دشمنی و کینه در سینه هایشان بوده برکنده‌ایم که برادروار بر تخت هایی روبروی یکدیگرند.///و آنچه از دشمنی و کینه در سینه هایشان بوده برکنده‌ایم که برادروار بر تخت هایی روبروی یکدیگرند.///هر کینه‌اى را از دلشان برکنده‌ایم، همه برادرند، بر تختها روبه‌روى همند.///و هر کینه‌اى را از سینه آنها برداشتیم، که برادرانه بر تخت‌ها رو به روى هم قرار گیرند///و آنچه کینه [و شائبه‌هاى نفسانى‌] در سینه‌هاى آنان است برکنیم؛ برادرانه بر تختهایى روبروى یکدیگر نشسته‌اند.///و ما هرگونه کینه‌اى را در سینه‌هاى آنان برکنده‌ایم، [در نتیجه آنان] برادرانه بر تخت‌ها روبروى یکدیگرند.///و ما آیینه دلهای پاک آنها را از کدورت کینه و حسد و هر خلق ناپسند به کلی پاک و پاکیزه ساختیم و همه برادروار روبروی یکدیگر بر تختهای عزت بنشینند.///و از سینه‌های آنان هر گونه کینه‌ای را می‌زداییم، و دوستانه بر تختها رویاروی بنشینند///هر گونه غل [= حسد و کینه و دشمنی‌] را از سینه آنها برمی‌کنیم (و روحشان را پاک می‌سازیم)؛ در حالی که همه برابرند، و بر تختها روبه‌روی یکدیگر قرار دارند.///و برافکندیم آنچه در سینه‌های ایشان است از کینه برادرانند بر تختهائی روی بروی‌///و آنچه کینه (و شائبه‌های نفسانی) در سینه‌هاشان است برکندیم، (و) برادرانه بر تخت‌هایی رویاروی یکدیگرند. quran_en_fa There no sense of fatigue shall touch them, nor shall they (ever) be asked to leave. در آنجا خستگی و رنجی به آنان نمی‌رسد و هیچ گاه از آنجا اخراج نمی‌شوند.///در آنجا خستگی و رنجی به آنان نمی‌رسد و هیچ گاه از آنجا اخراج نمی‌شوند.///هیچ رنجى به آنها نمى‌رسد و از آنجا بیرونشان نرانند.///در آن جا رنجى به آنان نرسد و نه از آن بیرون رانده مى‌شوند///نه رنجى در آنجا به آنان مى‌رسد و نه از آنجا بیرون رانده مى‌شوند.///در آنجا هیچ­گونه رنجى به آنان نمى‌رسد، و از آنجا بیرون رانده نمى‌شوند.///در حالتی که هیچ رنج و زحمت در آنجا به آنها نرسد و هرگز از آن بهشت ابد بیرونشان نکنند.///نه به آنان در آنجا خستگی و ماندگی رسد، و نه از آنجا بیرونشان کنند///هیچ خستگی و تعبی در آنجا به آنها نمی‌رسد، و هیچ گاه از آن اخراج نمی‌گردند!///نزدیک بدیشان نشود رنجی و نباشند از آن برون‌راندگان‌///نه رنجی در آنها به آنان در رسد و نه از آنجا بیرون شوندگانند. quran_en_fa Tell My servants that I am indeed the Oft-forgiving, Most Merciful; به بندگانم خبر ده که یقینا من [نسبت به مؤمنان] بسیار آمرزنده و مهربانم.///به بندگانم خبر ده که یقینا من [نسبت به مؤمنان] بسیار آمرزنده و مهربانم.///به بندگانم خبر ده که من آمرزنده و مهربانم،///به بندگان من خبر ده که همانا من آمرزنده‌ى مهربانم///به بندگان من خبر ده که منم آمرزنده مهربان.///[اى پیامبر!] به بندگانم خبر ده که من بسیار بخشنده و مهربانم.///(ای رسول ما) بندگان مرا آگاه ساز که من بسیار آمرزنده و مهربانم.///به بندگان من خبر ده که من آمرزگار مهربانم‌///بندگانم را آگاه کن که من بخشنده مهربانم!///آگهی ده بندگانم را که منم آمرزنده مهربان‌///بندگانم را خبری مهم ده که همانا من خود بس پوشنده‌ای رحمتگر بر ویژگانم. quran_en_fa And that My Penalty will be indeed the most grievous Penalty. و اینکه عذابم [برای مجرمان] همان عذاب دردناک است.///و اینکه عذابم [برای مجرمان] همان عذاب دردناک است.///و عذاب من عذابى دردآور است.///و این که عذاب من عذابى دردآور است///و اینکه عذاب من، عذابى است دردناک.///و البته عذاب من نیز همان عذاب دردناک است.///و نیز عذاب من بسیار سخت و دردناک است.///و [در جای خود] عذاب من هم عذابی دردناک است‌///و (اینکه) عذاب و کیفر من، همان عذاب دردناک است!///و آنکه عذاب من است آن عذاب دردناک‌///و اینکه بی‌گمان عذاب من، آن عذاب دردناک است. quran_en_fa Tell them about the guests of Abraham. و نیز آنان را از مهمانان ابراهیم خبر ده.///و نیز آنان را از مهمانان ابراهیم خبر ده.///و از مهمانان ابراهیم خبر دارشان کن.///و آنها را از مهمانان ابراهیم خبر کن///و از مهمانان ابراهیم به آنان خبر ده،///و آنان را از [داستان] مهمانان ابراهیم خبر ده.///و هم بندگانم را از حکایت (فرشتگان) مهمانان ابراهیم آگاه ساز.///و به آنان از مهما [نا] ن ابراهیم خبر ده‌///و به آنها از مهمانهای ابراهیم خبر ده!///و آگهیشان ده از میهمانان ابراهیم‌///و از میهمانان ابراهیم به آنان خبری مهم بده. quran_en_fa When they entered his presence and said, "Peace!" He said, "We feel afraid of you!" هنگامی که بر او وارد شدند، پس سلام گفتند. [ابراهیم] گفت: ما از شما ترسانیم.///هنگامی که بر او وارد شدند، پس سلام گفتند. [ابراهیم] گفت: ما از شما ترسانیم.///آنگاه که بر او داخل شدند و گفتند: سلام. ابراهیم گفت: ما از شما مى‌ترسیم.///هنگامى که بر او وارد شدند و سلام گفتند. گفت: همانا ما از شما بیمناکیم///هنگامى که بر او وارد شدند و سلام گفتند. [ابراهیم‌] گفت: «ما از شما بیمناکیم.»///آن­گاه که بر او وارد شدند و سلام کردند. [ابراهیم] گفت: «ما از شما بیمناکیم!»///که چون آن مهمانان بر ابراهیم وارد شدند و بر او سلام دادند ابراهیم (مضطرب شده) گفت: ما از شما (که بدون اذن و بی‌موقع بر ما در آمدید) بیمناکیم.///هنگامی که [فرشتگان‌] بر او وارد شدند و سلام گفتند، گفت ما از شما هراسانیم‌///هنگامی که بر او وارد شدند و سلام کردند؛ (ابراهیم) گفت: «ما از شما بیمناکیم!»///هنگامی که درآمدند بر او پس گفتند سلامی گفت همانا مائیم از شما هراسان‌///چون بر او وارد شدند پس (بدو) سلام گفتند. (ابراهیم) گفت: «ما از شما بیمناکیم.» quran_en_fa They said: "Fear not! We give thee glad tidings of a son endowed with wisdom." گفتند: نترس که ما تو را به پسری دانا مژده می‌دهیم.///گفتند: نترس که ما تو را به پسری دانا مژده می‌دهیم.///گفتند: مترس، ما تو را به پسرى دانا بشارت مى‌دهیم.///گفتند: مترس که ما تو را به پسرى دانا مژده مى‌دهیم///گفتند: «مترس، که ما تو را به پسرى دانا مژده مى‌دهیم.»///گفتند: «مترس! ما تو را به پسرى دانا مژده مى‌دهیم.»///فرشتگان گفتند: هیچ مترس که ما آمده‌ایم تو را به پسری دانا بشارت دهیم.///گفتند مترس ما تو را به فرزندی دانا بشارت می‌دهیم‌///گفتند: «نترس، ما تو را به پسری دانا بشارت می‌دهیم!»///گفتند بیم مدار همانا نویدیت دهیم به فرزندی دانا///گفتند: «مترس، که ما تو را به پسری بس دانا مژده می‌دهیم.» quran_en_fa He said: "Do ye give me glad tidings that old age has seized me? Of what, then, is your good news?" گفت: آیا با آنکه پیری به من رسید، مژده‌ام می‌دهید؟ به چه مژده می‌دهید؟///گفت: آیا با آنکه پیری به من رسید، مژده‌ام می‌دهید؟ به چه مژده می‌دهید؟///گفت: آیا مرا بشارت مى‌دهید با آنکه پیر شده‌ام؟ به چه چیز بشارتم مى‌دهید؟///گفت: آیا با این که مرا پیرى فرا رسیده است بشارتم مى‌دهید؟ به چه بشارت مى‌دهید///گفت: «آیا با اینکه مرا پیرى فرا رسیده است بشارتم مى‌دهید؟ به چه بشارت مى‌دهید؟»///ابراهیم گفت: «آیا با این که پیرى من فرارسیده، مرا چنین بشارتى مى‌دهید؟ پس به چه چیز [عجیبى] بشارت مى‌دهید!»///ابراهیم گفت: آیا مرا در این سن پیری مژده فرزند می‌دهید؟ نشانه این مژده چیست؟///گفت با وجود اینکه پیری من بالا گرفته است به من بشارت می‌دهید، چگونه بشارتی به من می‌دهید؟///گفت: «آیا به من (چنین) بشارت می‌دهید با اینکه پیر شده‌ام؟! به چه چیز بشارت می‌دهید؟!»///گفت آیا نوید دهیدم با آنکه مرا رسیده است پیری پس به چه نویدم دهید///گفت: «آیا بر حال سالخورد‌گی‌ا‌م بشارت دادید؟ پس به چه مرا بشارت می‌دهید؟» quran_en_fa They said: "We give thee glad tidings in truth: be not then in despair!" گفتند: تو را به بشارتی درست و به حق [که واقع شدنی است] مژده دادیم؛ بنابراین از ناامیدان مباش.///گفتند: تو را به بشارتی درست و به حق [که واقع شدنی است] مژده دادیم؛ بنابراین از ناامیدان مباش.///گفتند: به حق بشارتت دادیم، از نومیدان مباش.///گفتند: ما تو را به حق بشارت دادیم، پس از نومیدان مباش///گفتند: «ما تو را به حق بشارت دادیم. پس، از نومیدان مباش.»///[فرشتگان] گفتند: «ما تو را به حقیقت بشارت دادیم، پس از ناامیدان مباش!»///گفتند: ما تو را به حق و حقیقت بشارت دادیم و تو هرگز نومید مباش.///گفتند ما به راستی و درستی به تو بشارت می‌دهیم، از نومیدان مباش‌///گفتند: «تو را به حق بشارت دادیم؛ از مأیوسان مباش!»///گفتند بشارت آوردیمت به حق پس نباش از نومیدان‌///گفتند: «ما تو را به حق بشارت دادیم. پس از نومیدان مباش.» quran_en_fa He said: "And who despairs of the mercy of his Lord, but such as go astray?" گفت: چه کسی جز گمراهان از رحمت پروردگارش ناامید می‌شود؟!///گفت: چه کسی جز گمراهان از رحمت پروردگارش ناامید می‌شود؟!///گفت: جز گمراهان چه کسى از رحمت پروردگارش نومید مى‌شود؟///گفت: چه کسى جز گمراهان، از رحمت پروردگارش نومید مى‌شود///گفت: «چه کسى -جز گمراهان- از رحمت پروردگارش نومید مى‌شود؟»///[ابراهیم] گفت: «جز گمراهان چه کسى از رحمت پروردگارش مأیوس مى‌شود؟»///ابراهیم گفت: به جز مردم گمراه چه کسی از لطف خدای خود نومید می‌شود؟///گفت و جز گمراهان کسی از رحمت پروردگارش نومید نمی‌شود///گفت: «جز گمراهان، چه کسی از رحمت پروردگارش مأیوس می‌شود؟!»///گفت کیست که نومید شود از رحمت پروردگار خویش مگر گمراهان‌///گفت: «و چه کسانی - جز گمراهان‌- از رحمت پروردگارشان نومید می‌شوند؟» quran_en_fa Abraham said: "What then is the business on which ye (have come), O ye messengers (of Allah)?" [سپس] گفت: ای فرستادگان! کار مهم شما چیست؟///[سپس] گفت: ای فرستادگان! کار مهم شما چیست؟///گفت: اى رسولان، کار شما چیست؟///گفت: اى فرستادگان! پس کار شما چیست/// [سپس‌] گفت: «اى فرشتگان، [دیگر] کارتان چیست؟»///سپس گفت: «اى فرستادگان [الهى]! کار شما چیست؟»///آن گاه ابراهیم پرسش کرد که‌ای رسولان حق، باز گویید که بر چه کار مبعوث شده‌اید؟///گفت ای فرشتگان حال، کار و بار شما چیست؟///(سپس) گفت: «مأموریت شما چیست ای فرستادگان خدا؟»///گفت پس چیست کار شما ای فرستادگان‌///گفت: «ای فرستادگان، پس جریان مهم‌تان چیست‌؟» quran_en_fa They said: "We have been sent to a people (deep) in sin, گفتند: ما به سوی قومی گنهکار فرستاده شده‌ایم [تا نابودشان کنیم.]///گفتند: ما به سوی قومی گنهکار فرستاده شده‌ایم [تا نابودشان کنیم.]///گفتند: ما بر سر مردمى گنهکار فرستاده شده‌ایم.///گفتند: ما به سوى مردمى گناهکار فرستاده شده‌ایم///گفتند: «ما به سوى گروه مجرمان فرستاده شده‌ایم،///گفتند: «ما به سوى قومى تبهکار فرستاده شده‌ایم [تا آنان را هلاک کنیم].///فرشتگان پاسخ دادند که ما بر هلاک قومی زشتکار فرستاده شده‌ایم.///گفتند ما به سروقت قومی گنهکار فرستاده شده‌ایم‌///گفتند: «ما به سوی قومی گنهکار مأموریت یافته‌ایم (تا آنها را هلاک کنیم)!///گفتند همانا فرستاده شدیم بسوی قومی گنهکار///گفتند: «ما بی‌گمان سوی گروهی مجرمان فرستاده شده‌ایم.» quran_en_fa "Excepting the adherents of Lut: them we are certainly (charged) to save (from harm),- All - مگر خاندان لوط را که قطعا همه آنان را نجات می‌دهیم،///مگر خاندان لوط را که قطعا همه آنان را نجات می‌دهیم،///مگر خاندان لوط، که همه را نجات مى‌دهیم،///مگر خاندان لوط که ما قطعا همه آنها را نجات مى‌دهیم///مگر خانواده لوط، که ما قطعا همه آنان را نجات مى‌دهیم،///مگر خاندان لوط که ما آنان را نجات مى‌دهیم.///(که آن قوم مجرم لوطند که به جرم عمل بد هلاک شوند) مگر اهل بیت لوط که همه آنها را از بلا نجات خواهیم داد.///غیر از آل لوط که ما رهاننده همگی آنان هستیم‌///مگر خاندان لوط، که همگی آنها را نجات خواهیم داد …///مگر خاندان لوط که نجات دهنده‌ایم ایشان را همگی‌///«مگر خانواده‌ی لوط (که) ما به‌راستی همگی آنان را بی‌چون نجات‌دهنده‌ایم.» quran_en_fa "Except his wife, who, We have ascertained, will be among those who will lag behind." مگر همسرش را که [به سبب روی گردانی اش از حق] مقدر کرده‌ایم از بازماندگان [در شهر و نابودشوندگان] باشد.///مگر همسرش را که [به سبب روی گردانی اش از حق] مقدر کرده‌ایم از بازماندگان [در شهر و نابودشوندگان] باشد.///جز زنش را که مقرر کرده‌ایم که از باقى‌ماندگان باشد.///جز زنش را که مقدر کرده‌ایم وى از بازماندگان [در عذاب‌] باشد///جز آنش را که مقدر کردیم او از بازماندگان [در عذاب‌] باشد.///مگر همسرش را که مقدر کرده‌ایم از بازماندگان [در شهر و نابودشوندگان‌] باشد.»///جز زن لوط که آن هم (چون با بدان همدست است) چنین مقرر داشتیم که از بازماندگان باشد (و با زشتکاران هلاک شود).///مگر همسرش که مقدر کرده‌ایم که از واپس‌ماندگان [در عذاب‌] باشد///بجز همسرش، که مقدر داشتیم از بازماندگان (در شهر، و هلاک‌شوندگان) باشد!»///مگر زنش مقدر کردیم که او است از گذشتگان‌///«جز زنش را که مقدر کردیم او همانا از بازماندگان (در عذاب) است.» quran_en_fa At length when the messengers arrived among the adherents of Lut, پس هنگامی که فرستادگان خدا نزد خاندان لوط آمدند،///پس هنگامی که فرستادگان خدا نزد خاندان لوط آمدند،///چون رسولان نزد خاندان لوط آمدند،///پس چون فرستادگان نزد خاندان لوط آمدند///پس چون فرشتگان نزد خاندان لوط آمدند،///پس چون فرستادگان [الهى] به سراغ خاندان لوط آمدند،///و چون فرشتگان بر لوط و خانواده او وارد شدند.///آنگاه چون فرشتگان به نزد آل لوط آمدند///هنگامی که فرستادگان (خدا) به سراغ خاندان لوط آمدند …///پس گاهی که آمدند خاندان لوط را فرستادگان‌///پس هنگامی که (آن) فرستادگان نزد خاندان لوط آمدند، quran_en_fa He said: "Ye appear to be uncommon folk." لوط گفت: بی تردید شما گروهی ناشناخته‌اید.///لوط گفت: بی تردید شما گروهی ناشناخته‌اید.///لوط گفت: شما بیگانه‌اید.///لوط گفت: شما مردمى ناشناس هستید/// [لوط] گفت: «شما مردمى ناشناس هستید.»///[لوط] گفت: «شما گروهى ناشناس هستید!»///لوط با فرشتگان گفت: شما اشخاصی نا آشنایید!///[لوط] گفت شما گروهی ناشناس هستید///(لوط) گفت: «شما گروه ناشناسی هستید!»///گفت همانا شمائید گروهی ناشناختگان‌///(لوط) گفت: «همانا شما گروهی ناشناخته‌اید.» quran_en_fa They said: "Yea, we have come to thee to accomplish that of which they doubt. گفتند: [نه، ما آشنا هستیم] با چیزی نزد تو آمده‌ایم که قومت همواره در آن تردید داشتند.///گفتند: [نه، ما آشنا هستیم] با چیزی نزد تو آمده‌ایم که قومت همواره در آن تردید داشتند.///گفتند: نه، چیزى را که در آن شک مى‌کردند آورده‌ایم.///گفتند: ما همان را براى تو آورده‌ایم که در آن تردید مى‌کردند [نزول عذاب را]///گفتند: «[نه،] بلکه براى تو چیزى آورده‌ایم که در آن تردید مى‌کردند،///[فرشتگان] گفتند: «در واقع ما آنچه را [از نزول عذاب که] درباره‌اش تردید داشتند، براى تو آورده‌ایم.///فرشتگان پاسخ دادند که ما بر انجام چیزی (یعنی وعده عذاب) که قومت در آن به شک و انکار بودند فرستاده شدیم.///گفتند نه، بلکه ما چیزی را که آنان در آن تردید می‌کردند، برای تو آورده‌ایم‌///گفتند: «ما همان چیزی را برای تو آورده‌ایم که آنها [= کافران‌] در آن تردید داشتند (آری، ما مأمور عذابیم)!///گفتند بلکه آوردیمت بدانچه بودند در آن شک می‌آوردند///گفتند: «(نه،) بلکه برای تو چیزی آورده‌ایم که در آن تردید می‌کرده‌اند.» quran_en_fa "We have brought to thee that which is inevitably due, and assuredly we tell the truth. و ما واقعیتی قطعی و مسلم را [که همان عذاب الهی است، جهت نابودی مردم] برای تو آورده‌ایم و یقینا راستگوییم.///و ما واقعیتی قطعی و مسلم را [که همان عذاب الهی است، جهت نابودی مردم] برای تو آورده‌ایم و یقینا راستگوییم.///ما تو را خبر راست آورده‌ایم و ما راستگویانیم.///و ما براى تو خبر راست آورده‌ایم و قطعا ما راست گوییم///و حق را براى تو آورده‌ایم و قطعا ما راستگویانیم،///و ما به حق نزد تو آمده‌ایم و قطعا ما راستگویانیم.///و به حق و راستی به سوی تو آمده‌ایم و آنچه گوییم صدق محض است.///و [همان‌] حق را برایت آورده‌ایم و ما راستگوییم‌///ما واقعیت مسلمی را برای تو آورده‌ایم؛ و راست می‌گوییم!///و آوردیمت حق را و همانا مائیم راستگویان‌///«ما (در حقیقت) با حق نزدت آمده‌ایم و ما بی‌گمان راستانیم.» quran_en_fa "Then travel by night with thy household, when a portion of the night (yet remains), and do thou bring up the rear: let no one amongst you look back, but pass on whither ye are ordered." پس [چون] پاره‌ای از شب [گذشت] خاندانت را کوچ ده و خودت دنبال آنان برو و هیچ یک از شما [به شهر] بازنگردد، و آنجا که مأمور هستید، بروید.///پس [چون] پاره‌ای از شب [گذشت] خاندانت را کوچ ده و خودت دنبال آنان برو و هیچ یک از شما [به شهر] بازنگردد، و آنجا که مأمور هستید، بروید.///چون پاسى از شب بگذرد، خاندان خود را بیرون ببر. و خود از پى آنها رو و نباید هیچ یک از شما به عقب بنگرد. به هر جا که فرمانتان داده‌اند بروید.///بنابر این، در پاسى از شب خاندان خود را حرکت ده و خود از پى ایشان روانه شو، و کسى از شما به پشت سر ننگرد، و همان جا که دستور داده مى‌شوید بروید///پس، پاسى از شب [گذشته‌] خانواده‌ات را حرکت ده و [خودت‌] به دنبال آنان برو، و هیچ یک از شما نباید به عقب بنگرد، و هر جا به شما دستور داده مى‌شود بروید.///پس خاندانت را پاسى از شب [گذشته] حرکت بده و خودت از پشت سرشان برو و هیچ‌یک از شما [به پشت سرش] توجه نکند. به آنجا که مأمور شده‌اید، بروید.»///پس تو ای لوط، خانواده‌ات را در پاسی از شب از این دیار بیرون بر و خود از پی آنان روانه شو و هیچ یک از شما باز پس ننگرد بلکه بدان سو که مأمورید به سرعت روان شوید.///پس پاسی از شب گذشته، خانواده‌ات را همراه ببر و از پی آنان روان شو، و هیچ یک از شما باز پس ننگرد، و به جایی که به شما دستور داده می‌شود روانه شوید///پس، خانواده‌ات را در اواخر شب با خود بردار، و از اینجا ببر؛ و خودت به دنبال آنها حرکت کن؛ و کسی از شما به پشت سر خویش ننگرد؛ به همانجا که مأمور هستید بروید!»///پس رهسپار شو با خاندان خویش در پاره‌ای از شب و پیروی کن پشتهای ایشان را و برنگردد از شما کسی و بگذرید آنجا که فرمان داده شوید///«پس پاسی از شب خانواده‌ات را حرکت ده و (خودت) درپی‌شان برو و هیچ یک از شما نباید به عقب توجه کند، و هر جا به شما دستور داده می‌شود به سرعت روان شوید.» quran_en_fa And We made known this decree to him, that the last remnants of those (sinners) should be cut off by the morning. ما [کیفیت] این حادثه [بزرگ] را به او وحی کردیم که هنگامی که مجرمان وارد صبح شوند، بنیادشان برکنده خواهد شد.///ما [کیفیت] این حادثه [بزرگ] را به او وحی کردیم که هنگامی که مجرمان وارد صبح شوند، بنیادشان برکنده خواهد شد.///و براى او حادثه را حکایت کردیم که چون صبح فرارسد ریشه آنها برکنده شود.///و او را از این امر آگاه کردیم که صبحگاهان همه آنها ریشه کن خواهند شد///و او را از این امر آگاه کردیم که ریشه آن گروه صبحگاهان بریده خواهد شد.///و به لوط این امر حتمى را رساندیم که ریشه این گروه [تبهکار]، صبحگاهان قطع شده است.///و بر او این فرمان را وحی کردیم که قومت تا آخرین افراد، صبحگاه هلاک می‌شوند.///و این امر را با او در میان گذاشتیم که بامدادان ریشه اینان برکنده خواهد شد///و ما به لوط این موضوع را وحی فرستادیم که صبحگاهان، همه آنها ریشه‌کن خواهند شد.///و بگذراندیم بسویش این امر را که دنباله آنان است بریده به بامداد درآیندگان‌///و برایش آن جریان را آگاهی حتمی دادیم که ریشه‌ی آن گروه (و آنچه را تدبیر کرده‌اند) بی‌گمان صبحگاهان بریده شده است. quran_en_fa The inhabitants of the city came in (mad) joy (at news of the young men). و اهل شهر [با آگاه شدن از مهمانان لوط] شادی کنان [به خانه لوط] آمدند.///و اهل شهر [با آگاه شدن از مهمانان لوط] شادی کنان [به خانه لوط] آمدند.///اهل شهر شادى‌کنان آمدند.///و اهل شهر شادى‌کنان سر رسیدند///و مردم شهر، شادى‌کنان روى آوردند.///و اهل شهر شادى‌کنان [براى تعرض به مهمانان به سوی خانه لوط] آمدند.///و (در آن شب که فرشتگان به شکل جوانهای زیبا به خانه لوط در آمدند) قوم لوط آگاه شده خوشحال (به خیال کامرانی به خانه او) آمدند.///و [از سوی دیگر] مردم شهر شادی کنان باز آمدند///(از سوی دیگر،) اهل شهر (از ورود میهمانان با خبر شدند، و بطرف خانه لوط) آمدند در حالی که شادمان بودند.///و آمدند مردم شهر شادمانی‌کنان‌///و مردم شهردرحال نوید خواستن، (شادی‌کنان) روی آوردند. quran_en_fa Lut said: "These are my guests: disgrace me not: لوط گفت: اینان مهمانان منند، آبروی مرا نبرید.///لوط گفت: اینان مهمانان منند، آبروی مرا نبرید.///گفت: اینان مهمانان منند، مرا رسوا مکنید.///لوط گفت: اینان مهمانان منند، پس آبرویم مریزید/// [لوط] گفت: «اینان مهمانان منند، مرا رسوا مکنید،///لوط گفت: «اینان مهمانان منند، آبروى مرا نبرید.///لوط به قوم خود گفت: این جوانان در منزل من مهمانند، مرا شرمسار مکنید.///[لوط] گفت اینان مهمانان من هستند، مرا رسوا مسازید///(لوط) گفت: «اینها میهمانان منند؛ آبروی مرا نریزید!///گفت همانا اینان میهمانان منند پس رسوایم نکنید///(لوط) گفت: «اینان مهمانان منند. پس مرا رسوا مکنید.» quran_en_fa "But fear Allah, and shame me not." از خدا پروا کنید و مرا [نزد مهمانانم] خوار و بی مقدار نسازید.///از خدا پروا کنید و مرا [نزد مهمانانم] خوار و بی مقدار نسازید.///از خداوند بترسید و مرا شرمسار مسازید.///و از خدا پروا کنید و مرا خوار نسازید///و از خدا پروا کنید و مرا خوار نسازید.»///و از خدا پروا کنید و مرا خوار و شرمنده مسازید.»///و از خدا بترسید و مرا خجل مگردانید.///و از خداوند پروا کنید و مرا خوار و خفیف مسازید///و از خدا بترسید، و مرا شرمنده نسازید!»///و بترسید خدا را و خوارم نسازید///«و از خدا پروا بدارید و مرا خوار نسازید.» quran_en_fa They said: "Did we not forbid thee (to speak) for all and sundry?" گفتند: مگر ما تو را [از مهمان کردن] مردمان نهی نکردیم؟///گفتند: مگر ما تو را [از مهمان کردن] مردمان نهی نکردیم؟///گفتند: مگر تو را از مردم منع نکرده بودیم؟///گفتند: مگر تو را از [مهمانى و پناه دادن‌] مردمان منع نکرده‌ایم///گفتند: «آیا تو را [از مهمان کردن‌] مردم بیگانه منع نکردیم؟»///آنها گفتند: «آیا ما تو را از [مهمان کردن] مردم منع نکردیم؟»///قوم گفتند: مگر ما تو را از (میزبانی و حمایت) عالمیان منع نکردیم؟///گفتند مگر تو را از [مهمان کردن‌] مردمان نهی نکرده بودیم؟///گفتند: «مگر ما تو را از جهانیان نهی نکردیم (و نگفتیم کسی را به میهمانی نپذیر؟!»///گفتند آیا نهی نکردیم تو را از جهانیان‌///گفتند: «آیا و تو را از (دخالت در کار این) مردمان منع نکردیم‌؟» quran_en_fa He said: "There are my daughters (to marry), if ye must act (so)." [لوط] گفت: اگر می‌خواهید [کار درست و معقولی] انجام دهید، اینان دختران منند [که برای ازدواج مناسبند.]///[لوط] گفت: اگر می‌خواهید [کار درست و معقولی] انجام دهید، اینان دختران منند [که برای ازدواج مناسبند.]///گفت: اگر قصدى دارید، اینک دختران من هستند.///گفت: اینان دختران منند، [با آنها ازدواج نمایید] اگر کارى مى‌کنید///گفت: «اگر مى‌خواهید [کارى مشروع‌] انجام دهید، اینان دختران منند [با آنان ازدواج کنید].»///[لوط] گفت: «اگر شما قصد کارى [درست] دارید، اینها دختران منند. [با آنان ازدواج کنید و از آلودگى بپرهیزید.]»///لوط به قوم خود گفت: من این دخترانم را به نکاح شما می‌دهم تا اگر خیال عملی دارید انجام دهید.///گفت اگر [از طریق مشروع‌] کاری دارید، اینها دختران من هستند///گفت: «دختران من حاضرند، اگر می‌خواهید کار صحیحی انجام دهید (با آنها ازدواج کنید، و از گناه و آلودگی بپرهیزید!)»///گفت اینک دختران من اگر هستید کنندگان‌///گفت: «اگر انجام‌دهنده‌ی کاری بوده‌اید اینان دختران منند (، با آنان ازدواج کنید).» quran_en_fa Verily, by thy life (O Prophet), in their wild intoxication, they wander in distraction, to and fro. [ای پیامبر!] به جان تو سوگند، آنان در مستی خود فرو رفته و سرگردان بودند.///[ای پیامبر!] به جان تو سوگند، آنان در مستی خود فرو رفته و سرگردان بودند.///به جان تو سوگند که آنها در مستى خویش سرگشته بودند.///به جان تو سوگند که آنها در مستى خود سرگشته بودند///به جان تو سوگند، که آنان در مستى خود سرگردان بودند.///[اى پیامبر!] به جان تو سوگند! که آنان در مستى خود سرگردان بودند.///(ای محمد) به جان تو قسم که این مردم دنیا همیشه مست شهوات نفسانی و به حیرت و غفلت و گمراهی خواهند بود.///سوگند به جان تو که آنان [قوم لوط] در سر مستی‌شان سرگشته بودند///به جان تو سوگند، اینها در مستی خود سرگردانند (و عقل و شعور خود را از دست داده‌اند)!///به جان تو اینانند در مستی خویش فروروندگان‌///به‌راستی به جانت سوگند که بی‌گمان آنان در ژرفای مستی خود، سرگردان و حیرت‌زدگانند. quran_en_fa But the (mighty) Blast overtook them before morning, پس به هنگام طلوع آفتاب، صدایی [مرگبار و وحشتناک و غرشی سهمگین] آنان را فرا گرفت.///پس به هنگام طلوع آفتاب، صدایی [مرگبار و وحشتناک و غرشی سهمگین] آنان را فرا گرفت.///چون صبح طالع شد آنان را صیحه فروگرفت.///پس به هنگام طلوع آفتاب [صیحه‌ى مرگبار] آنها را فرا گرفت///پس به هنگام طلوع آفتاب، فریاد [مرگبار] آنان را فرو گرفت.///پس به هنگام طلوع آفتاب، صیحه‌اى مرگبار آنان را فراگرفت.///باری، قوم لوط هنگام طلوع آفتاب به صیحه آسمانی همه هلاک شدند.///آنگاه هنگام طلوع آفتاب، بانگ مرگبار آنان را فرو گرفت‌///سرانجام، هنگام طلوع آفتاب، صیحه (مرگبار -بصورت صاعقه یا زمین‌لرزه-) آنها را فراگرفت!///پس بگرفتشان خروش حالی که خورشید بود تابنده بر ایشان‌///پس صبحگاهان، فریاد (مرگبار) آنان را فرا گرفت. quran_en_fa And We turned (the cities) upside down, and rained down on them brimstones hard as baked clay. در نتیجه آن شهر را زیر و رو کردیم و بر آنان سنگ هایی از جنس سنگ گل باراندیم.///در نتیجه آن شهر را زیر و رو کردیم و بر آنان سنگ هایی از جنس سنگ گل باراندیم.///شهر را زیروزبر کردیم و بارانى از سجیل بر آنان بارانیدیم.///پس آن شهر را زیر و رو کردیم و بر آنان سنگ‌هایى از سجیل باراندیم///و آن [شهر] را زیر و زبر کردیم و بر آنان سنگهایى از سنگ گل باراندیم.///پس آن شهر را زیر و رو کردیم و بر آنان سنگ‌هایى از گل سخت باراندیم.///و شهر و دیار آنها را زیر و زبر ساخته و آن قوم را سنگباران عذاب کردیم.///و آن را زیر و زبر کردیم و بر آن سنگپاره‌هایی از سنگ گل فرو باریدیم‌///سپس (شهر و آبادی آنها را زیر و رو کردیم؛) بالای آن را پایین قرار دادیم؛ و بارانی از سنگ بر آنها فرو ریختیم!///پس گردانیدیم زیرش را رویش و باریدیم بر ایشان سنگی از سجیل‌///پس بلندای آن (شهر) را پست (و آن را زیروزبر) کردیم و بر آنان سنگی از سنگ گل باراندیم. quran_en_fa Behold! in this are Signs for those who by tokens do understand. قطعا در این [سرگذشت اسفبار و حادثه عبرت آموز] نشانه هایی [از قدرت خدا و خواری و رسوایی مجرمان] برای هوشمندان [که جستجوگر علل حوادث اند] وجود دارد.///قطعا در این [سرگذشت اسفبار و حادثه عبرت آموز] نشانه هایی [از قدرت خدا و خواری و رسوایی مجرمان] برای هوشمندان [که جستجوگر علل حوادث اند] وجود دارد.///در این عبرتهاست براى پژوهندگان.///به یقین، در این [کیفر] براى هوشیاران عبرت‌هاست///به یقین، در این [کیفر] براى هوشیاران عبرتهاست.///همانا در این [سرگذشت]، براى اشارت‌فهمان و تیزبینان، نشانه‌هایى روشن است.///و در این عذاب هوشمندان را عبرت و بصیرت بسیار است.///در این امر برای اشارت‌دانان مایه‌های عبرت است‌///در این (سرگذشت عبرت‌انگیز)، نشانه‌هایی است برای هوشیاران!///همانا در این است آیتهائی برای هوشمندان‌///بی‌گمان در این (کیفر) برای پذیرندگان (حق) نشانه‌هایی است. quran_en_fa And the (cities were) right on the high-road. و آن [آثار و بقایای شهر ویران شده قوم لوط] بر سر راهی است که پابرجاست.///و آن [آثار و بقایای شهر ویران شده قوم لوط] بر سر راهی است که پابرجاست.///و آن شهر اکنون بر سر راه کاروانیان است.///و ویرانه‌هاى آن هنوز بر سر راهى است که بر جاى مانده///و [آثار] آن [شهر هنوز] بر سر راهى [دایر] برجاست.///و [ویرانه‌هاى] آن سرزمین، [هنوز] در کنار راه [کاروان‌ها] پا برجاست.///و این ویرانه اکنون بر سر راهی است بر قرار.///و [آثار] آن [شهر] بر سرراهی پایدار است‌///و ویرانه‌های سرزمین آنها، بر سر راه (کاروانها)، همواره ثابت و برقرار است؛///و همانا آن به راهی است استوار (پایدار)///و به‌راستی (آثار) آن (شهر هنوز) بر سر راهی به‌درستی پای‌برجاست. quran_en_fa Behold! in this is a sign for those who believed. مسلما در این [شهر ویران شده] برای مؤمنان نشانه‌ای [پندآموز] است.///مسلما در این [شهر ویران شده] برای مؤمنان نشانه‌ای [پندآموز] است.///و مؤمنان را در آن عبرتى است.///بى‌گمان، در این براى مؤمنان عبرتى است///بى‌گمان، در این براى مؤمنان عبرتى است.///همانا در این ماجرا براى مؤمنان نشانه‌اى روشن است.///همانا در این عقوبت بدکاران عالم، اهل ایمان را آیت و عبرتی است.///بی‌گمان در این امر برای مؤمنان مایه عبرت است‌///در این، نشانه‌ای است برای مؤمنان!///همانا در این است آیتی برای مؤمنان‌///بی‌گمان در این (جریان) همانا برای مؤمنان نشانه‌ای است. quran_en_fa And the Companions of the Wood were also wrong-doers; و بی تردید اهل ایکه [قوم شعیب] ستمکار بودند.///و بی تردید اهل ایکه [قوم شعیب] ستمکار بودند.///مردم ایکه نیز ستمکار بودند.///و به راستى اهل «ایکه» ستمگر بودند///و راستى اهل «ایکه» ستمگر بودند.///و به راستى اهالى سرزمین ایکه [نیز] ستمگر بودند.///و اهل شهر ایکه (قوم شعیب) هم بسیار مردم ستمکاری بودند.///و اهل ایکه ستمکار بودند///«اصحاب الأیکه» [= صاحبان سرزمینهای پردرخت = قوم شعیب‌] مسلما قوم ستمگری بودند!///و هر چند بودند یاران ایکه همانا ستمگران‌///و بی‌چون اهل «ایکه‌» بی‌گمان از ظالمان بوده‌اند. quran_en_fa So We exacted retribution from them. They were both on an open highway, plain to see. در نتیجه از آنان انتقام گرفتیم، و [آثار] دو شهر نابود شده [قوم لوط و شعیب] بر سر جاده‌ای آشکار قرار دارد.///در نتیجه از آنان انتقام گرفتیم، و [آثار] دو شهر نابود شده [قوم لوط و شعیب] بر سر جاده‌ای آشکار قرار دارد.///از آنان انتقام گرفتیم و شهرهاى آن دو قوم آشکارا بر سر راهند.///پس از آنها انتقام گرفتیم، و آن دو شهر اکنون بر رهگذرى آشکار است///پس، از آنان انتقام گرفتیم، و آن دو [شهر، اکنون‌] بر سر راهى آشکاراست.///پس از آنان انتقام گرفتیم. و همانا [شهرهاى ویران شده‌ی] این دو منطقه، در برابر چشمان شما آشکار است.///آنها را نیز به کیفر رسانیدیم، و این هر دو شهر (یعنی شهر سدوم و ایکه یا مدین که دیار قوم لوط و شعیب بود، برای اهل اعتبار) بر رهگذری آشکار قرار دارند.///از این روی از آنان انتقام گرفتیم و آنها بر سر راهی آشکار هستند///ما از آنها انتقام گرفتیم؛ و (شهرهای ویران شده) این دو [= قوم لوط و اصحاب الأیکه‌] بر سر راه (شما در سفرهای شام)، آشکار است!///پس کین کشیدیم از ایشان و همانا آنانند پیشوائی آشکار///پس، از آنان انتقام گرفتیم، و آن دو همانا بر (فراز) امام و پیشوایی (نمایان) آشکارگرند. quran_en_fa The Companions of the Rocky Tract also rejected the messengers: و به راستی اهل [دیار] حجر [که سرزمینی میان مدینه و شام است] پیامبران را تکذیب کردند.///و به راستی اهل [دیار] حجر [که سرزمینی میان مدینه و شام است] پیامبران را تکذیب کردند.///مردم حجر نیز پیامبران را به دروغ نسبت دادند.///و اهل حجر (قوم صالح) نیز پیامبران را تکذیب کردند///و اهل «حجر» [نیز] پیامبران [ما] را تکذیب کردند.///و [قوم ثمود که] اهالى حجر [بودند] نیز، پیامبران را تکذیب کردند.///و اصحاب حجر (قوم صالح) هم رسولان را به کلی تکذیب کردند.///و به راستی که «اهل حجر» پیامبران را دروغ‌زن شمردند///و «اصحاب حجر» [= قوم ثمود] پیامبران را تکذیب کردند!///و همانا تکذیب کردند یاران حجر فرستادگان را///و همانا به تحقیق اهل «حجر» پیامبران را تکذیب کردند. quran_en_fa We sent them Our Signs, but they persisted in turning away from them. و ما آیات و نشانه‌های خود را به آنان نشان دادیم، ولی از آنان روی گردان شدند.///و ما آیات و نشانه‌های خود را به آنان نشان دادیم، ولی از آنان روی گردان شدند.///آیات خویش را بر آنان رسانیدیم ولى از آن اعراض مى‌کردند.///و آیات خود را به آنها دادیم ولى از آن رویگردان بودند///و آیات خود را به آنان دادیم، و [لى‌] از آنها اعراض کردند.///و ما آیات خود را به آنان ارائه دادیم، ولى آنها از آیات ما روى‌گردان شدند.///و از آیاتی که ما بر آنان فرستادیم رو گردانیدند.///و معجزات خود را به آنان بخشیدیم ولی از آنها رویگردان بودند///ما آیات خود را به آنان دادیم؛ ولی آنها از آن روی گرداندند!///و آوردیمشان آیتهای خویش را پس بودند از آنها روی‌گردانان‌///و تمام آیات [جسمانی و …] خود را به آنان دادیم. پس از آنها رویگردان بوده‌اند. quran_en_fa Out of the mountains did they hew (their) edifices, (feeling themselves) secure. و همواره از کوه‌ها خانه‌ها می‌تراشیدند در حالی که [به خیال خود به سبب استحکام آن خانه‌ها] ایمن [از حوادث] بودند.///و همواره از کوه‌ها خانه‌ها می‌تراشیدند در حالی که [به خیال خود به سبب استحکام آن خانه‌ها] ایمن [از حوادث] بودند.///خانه‌هاى خود را تا ایمن باشند در کوه‌ها مى‌کندند.///و براى خود از کوه‌ها خانه‌هایى مى‌تراشیدند که در امان بمانند///و [براى خود] از کوهها خانه‌هایى مى‌تراشیدند که در امان بمانند.///و آنان، خانه‌هایى امن در دل کوه‌ها مى‌تراشیدند.///و در کوهها منزل می‌ساختند تا از خطر ایمن باشند.///و از کوهها خانه‌هایی [برای خود] می‌تراشیدند که در امان بمانند///آنها خانه‌های امن در دل کوه‌ها می‌تراشیدند.///و بودند می‌تراشیدند از کوه‌ها خانه‌هائی بر آسودگان‌///و (برای خود) از [جای جای] کوه‌ها خانه‌هایی در حال آرامش می‌تراشیده‌اند. quran_en_fa But the (mighty) Blast seized them of a morning, پس هنگامی که به صبح درآمدند، صدایی [مرگبار و وحشتناک و غرشی سهمگین] آنان را فرا گرفت.///پس هنگامی که به صبح درآمدند، صدایی [مرگبار و وحشتناک و غرشی سهمگین] آنان را فرا گرفت.///صبحگاهان آنان را صیحه فروگرفت.///پس صبحدم صیحه [مرگبار] آنها را در گرفت///پس صبحدم، فریاد [مرگبار]، آنان را فرو گرفت.///[اما سرانجام] صیحه [مرگبار]، صبحگاهان آنان را فراگرفت.///پس صبحگاهی صیحه عذاب (قهر ما) همه آنها را نابود کرد.///آنگاه بامدادان بانگ مرگبار آنان را فرو گرفت‌///اما سرانجام صیحه (مرگبار)، صبحگاهان آنان را فرا گرفت؛///پس بگرفتشان خروش گاهی که بودند بامدادکنندگان‌///پس صبحگاهانشان، فریاد (مرگبار) آنان را فرا گرفت. quran_en_fa And of no avail to them was all that they did (with such art and care)! و آنچه [از بناهای محکم و استواری که] فراهم می‌آوردند، عذاب خدا را از آنان دفع نکرد.///و آنچه [از بناهای محکم و استواری که] فراهم می‌آوردند، عذاب خدا را از آنان دفع نکرد.///کردارشان از آنان دفع بلا نکرد.///و آنچه [از امکانات‌] به دست آورده بودند به کارشان نیامد///و آنچه به دست مى‌آوردند، به کارشان نخورد.///و آنچه به دست آورده بودند، به کارشان نیامد.///و به فراز کوه با همه ذخائر و ثروت از هلاک ایمن نگردیدند.///و دستاوردشان [عذاب الهی را] از آنان باز نداشت‌///و آنچه را به دست آورده بودند، آنها را از عذاب الهی نجات نداد!///پس بی‌نیاز نکرد از ایشان چیزی آنچه بودند فراهم می‌آوردند///پس آنچه به دست می‌آورده‌اند از گزندشان بی‌نیازشان نکرد. quran_en_fa We created not the heavens, the earth, and all between them, but for just ends. And the Hour is surely coming (when this will be manifest). So overlook (any human faults) with gracious forgiveness. و آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آن دوتاست، جز به حق نیافریدیم، و بی تردید قیامت آمدنی است؛ پس [در برابر ناهنجاری‌های مردم] گذشتی کریمانه داشته باش.///و آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آن دوتاست، جز به حق نیافریدیم، و بی تردید قیامت آمدنی است؛ پس [در برابر ناهنجاری‌های مردم] گذشتی کریمانه داشته باش.///آسمانها و زمین و آنچه را که میان آنهاست جز به حق نیافریده‌ایم. و بى‌تردید قیامت فرا مى‌رسد. پس گذشت کن، گذشتى نیکو.///و ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آن دو است جز به حق نیافریدیم، و یقینا قیامت آمدنى است، پس [با آنها] بساز، سازشى نیکو///و ما آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است جز به حق نیافریده‌ایم، و یقینا قیامت فرا خواهد رسید. پس به خوبى صرف نظر کن،///و ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آنهاست، جز به حق نیافریدیم. و قطعا ساعت قیامت آمدنى است، پس [ای پیامبر!] به نیکویى [از لغزش‌ها] صرف نظر کن.///و ما آسمانها و زمین و هر چه را که در بین آنهاست جز به حق (و برای مقصودی صحیح و حکمتی بزرگ) خلق نکرده‌ایم، و البته ساعت قیامت (که غرض و مقصود اصلی خلقت شماست) خواهد آمد، اکنون تو (ای رسول ما، از این منکران) نیکو در گذر (یعنی با خلق خوش آنها را به حق دعوت کن و اگر نپذیرند دلتنگ مباش).///و ما آسمانها و زمین و آنچه در میان آنهاست جز به حق نیافریده‌ایم، و قیامت آمدنی است، پس [از آنان‌] در گذر و گذشتی نیکو پیشه کن‌///ما آسمانها و زمین و آنچه را میان آن دو است، جز بحق نیافریدیم؛ و ساعت موعود [= قیامت‌] قطعا فرا خواهد رسید (و جزای هر کس به او می‌رسد)! پس، از آنها به طرز شایسته‌ای صرف‌نظر کن (و آنها را بر نادانیهایشان ملامت ننما)!///و نیافریدیم آسمانها و زمین را و آنچه میان آنها است جز به حق و همانا ساعت است آینده پس بگذر گذشتی نکو///و ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آن دو است جز به حقیقت نیافریده‌ایم. و بی‌چون ساعت: (قیامت) بی‌گمان آمدنی است. پس (از آنان) روی گردان، رویگرداندنی زیبا. quran_en_fa For verily it is thy Lord who is the Master-Creator, knowing all things. یقینا پروردگارت همان آفریننده داناست.///یقینا پروردگارت همان آفریننده داناست.///هرآینه پروردگار تو آفریننده‌اى داناست.///پروردگار تو همان آفریدگار آگاه است///زیرا پروردگار تو همان آفریننده داناست.///به راستى پروردگار تو همان آفریدگار داناست.///محققا پروردگار تو آفریننده دانایی است (که بی‌مقصود خلق را نیافریده، البته هر کسی به نتیجه عملش خواهد رسید).///همانا پروردگارت آفرینشگر داناست‌///به یقین، پروردگار تو، آفریننده آگاه است!///همانا پروردگار تو است آفریننده دانا///بی‌گمان پروردگارت، (هم) او بس آفریننده‌ی بسیار داناست. quran_en_fa And We have bestowed upon thee the Seven Oft-repeated (verses) and the Grand Qur'an. و به راستی که هفت آیه از مثانی [یعنی سوره حمد] و قرآن بزرگ را به تو عطا کردیم.///و به راستی که هفت آیه از مثانی [یعنی سوره حمد] و قرآن بزرگ را به تو عطا کردیم.///ما سبع‌المثانى و قرآن بزرگ را به تو دادیم.///و به راستى تو را سبع المثانى (سوره‌ى فاتحه) و قرآن بزرگ عطا کردیم///و به راستى، به تو سبع المثانى [=سوره فاتحه‌] و قرآن بزرگ را عطا کردیم.///و به یقین ما هفت [آیه از سوره حمد با نزول] دوباره، و قرآن بزرگ را به تو دادیم.///(ای محمد) همانا هفت آیت با ثنا (و دعا که قسمت بین خدا و عبد شده و در هر نماز دو بار خوانده می‌شود، یعنی سوره حمد) و این قرآن با عظمت را بر تو فرستادیم.///و به راستی که به تو سبع‌المثانی و [همگی‌] قرآن عظیم را بخشیدیم‌///ما به تو سوره حمد و قرآن عظیم دادیم!///و همانا آوردیم تو را هفت تا از بندها و قرآنی بزرگ‌///و به‌راستی و درستی، تو را به تأکید، هفت (آیه) از مثانی [: سوره‌ی فاتحه] و (نیز) قرآن بزرگ را دادیم. quran_en_fa Strain not thine eyes. (Wistfully) at what We have bestowed on certain classes of them, nor grieve over them: but lower thy wing (in gentleness) to the believers. بنابراین به امکانات مادی [و ثروت و اولادی] که برخی از گروه‌های آنان را از آن برخوردار کردیم، چشم مدوز، و بر آنان [به سبب اینکه پذیرای حق نیستند] اندوه مخور، وپر و بال [لطف و مهربانی] خود را برای مؤمنان فرو گیر.///بنابراین به امکانات مادی [و ثروت و اولادی] که برخی از گروه‌های آنان را از آن برخوردار کردیم، چشم مدوز، و بر آنان [به سبب اینکه پذیرای حق نیستند] اندوه مخور، وپر و بال [لطف و مهربانی] خود را برای مؤمنان فرو گیر.///اگر بعضى از مردان و زنانشان را به چیزى بهره‌ور ساخته‌ایم تو بدان نگاه مکن. و غم آنان را مخور. و در برابر مؤمنان فروتن باش.///چشمان خود را به امکاناتى که به گروه‌هایى از آنها داده‌ایم خیره مکن، و براى ایشان اندوه مخور، و بال محبت خود را بر مؤمنان بگستر///و به آنچه ما دسته‌هایى از آنان [=کافران‌] را بدان برخوردار ساخته‌ایم چشم مدوز، و بر ایشان اندوه مخور، و بال خویش براى مؤمنان فرو گستر.///[اى پیامبر!] به آنچه که ما با آن گروه‌هایى از کفار را کامیاب کرده‌ایم، چشم مدوز. و بر آنان اندوه مخور و بال محبت خویش را براى مؤمنان فروگستر.///توبه این ناقابل متاع دنیوی که به طایفه‌ای از مردم کافر دادیم البته چشم مدوز و بر اینان اندوه مخور و اهل ایمان را زیر پر و بال خود گیر (و با کمال حسن خلق بپروران).///به چیزی که اصنافی از آنان را به آن بهره‌مند گردانده‌ایم، چشم مدوز، و غم‌خوار آنان مباش و با مؤمنان فروتنی کن‌///(بنابر این،) هرگز چشم خود را به نعمتهای (مادی)، که به گروه‌هایی از آنها [= کفار] دادیم، میفکن! و بخاطر آنچه آنها دارند، غمگین مباش! و بال (عطوفت) خود را برای مؤمنین فرود آر!///باز مکن (برمکش) دیدگان خویش را بسوی آنچه بهره دادیم مردانی از ایشان را و اندوهگین نباش بر آنان و بخوابان بال خویش را برای مؤمنان‌///فراسوی آنچه (از) همسرانی از آنان [: کافران] را بدان برخوردار ساخته‌ایم هرگز چشمانت را مدوز و برایشان اندوه مخور. و بال خویش را برای مؤمنان فروگستر. quran_en_fa And say: "I am indeed he that warneth openly and without ambiguity,"- و [به اخلال گران در امر دین] بگو: بی تردید من بیم دهنده آشکارم.///و [به اخلال گران در امر دین] بگو: بی تردید من بیم دهنده آشکارم.///و بگو: من بیم‌دهنده‌اى روشنگرم.///و بگو: من همان هشدار دهنده‌ى آشکارم [به عذابى سخت‌]///و بگو: «من همان هشداردهنده آشکارم.»///و بگو: «من، همان هشداردهنده‌ی روشنگرم!»///و بگو: من همان رسولم که برای اندرز و ترسانیدن (خلق از عذاب قهر خدا) با دلیلی روشن آمده‌ام.///و بگو منم که هشداردهنده آشکارم‌///و بگو: «من انذارکننده آشکارم!»///و بگو منم همانا آن بیم‌دهنده آشکار///و بگو: «بی‌گمان من، (همین) من ترساننده‌ی روشنگرم.» quran_en_fa (Of just such wrath) as We sent down on those who divided (Scripture into arbitrary parts),- [عذابی به سوی شما می‌فرستیم] همان گونه که بر تفرقه افکنان [در دین] فرستادیم.///[عذابی به سوی شما می‌فرستیم] همان گونه که بر تفرقه افکنان [در دین] فرستادیم.///همانند عذابى که بر تقسیم‌کنندگان نازل کردیم:///آن سان که بر تجزیه گران [آیات الهى‌] نازل کردیم///همان گونه که [عذاب را] بر تقسیم‌کنندگان نازل کردیم:///[ما بر آنها عذابى مى‌فرستیم،] همان­گونه که بر تجزیه‌کنندگان [آیات الهى] فرستادیم.///آن گونه عذابی که بر کسانی که آیات خدا را قسمت کردند (یعنی یهود و نصاری) نازل نمودیم.///همچنانکه [عذاب را] بر تفرقه‌گرایان نیز نازل کرده‌ایم‌///(ما بر آنها عذابی می‌فرستیم) همان گونه که بر تجزیه‌گران (آیات الهی) فرستادیم!///بدانسان که فرستادیم بر بخش‌کنندگان‌///چنان که (عذاب را) بر تقسیم‌کنندگان ناهنجار (قرآن) نازل کردیم؛ quran_en_fa (So also on such) as have made Qur'an into shreds (as they please). همانان که قرآن را بخش بخش کردند [بخشی را پذیرفتند و از پذیرفتن بخشی دیگر روی گرداندند.]///همانان که قرآن را بخش بخش کردند [بخشی را پذیرفتند و از پذیرفتن بخشی دیگر روی گرداندند.]///آنان که قرآن را به اقسام تقسیم کرده بودند.///همانان که قرآن را بخش بخش کردند [برخى را قبول، برخى را مردود و برخى را شعر یا سحر نامیدند]///همانان که قرآن را جزء جزء کردند [به برخى از آن عمل کردند و بعضى را رها نمودند].///آنان که قرآن را قطعه قطعه کردند. [آنچه به سودشان بود گرفتند، و آنچه نبود، رها کردند.]///آنان که قرآن را (به میل خود و غرض فاسد خویش) جزء جزء و پاره پاره کردند (بعضی را قبول و بعضی را رد کردند).///کسانی که قرآن را بخش بخش کردند///همانها که قرآن را تقسیم کردند (؛ آنچه را به سودشان بود پذیرفتند، و آنچه را بر خلاف هوسهایشان بود رها نمودند)!///آنان که گردانیدند قرآن را بخشهایی‌///کسانی که قرآن را پاره پاره کردند. quran_en_fa Therefore, by the Lord, We will, of a surety, call them to account, به پروردگارت سوگند، قطعا از همه آنان بازخواست می‌کنیم.///به پروردگارت سوگند، قطعا از همه آنان بازخواست می‌کنیم.///به پروردگارت سوگند که همه را بازخواست کنیم،///پس سوگند به پروردگارت که همه آنها را بازخواست خواهیم کرد///پس سوگند به پروردگارت که از همه آنان خواهیم پرسید،///پس به پروردگارت سوگند، ما از همه آنان بازخواست خواهیم کرد،///قسم به خدای تو که از همه آنها سخت مؤاخذه خواهیم کرد.///سوگند به پروردگارت که از همگی آنان خواهیم پرسید///به پروردگارت سوگند، (در قیامت) از همه آنها سؤال خواهیم کرد …///پس سوگند به پروردگارت همانا بپرسیمشان همگی‌///پس سوگند به پروردگارت از همه‌ی آنان بی‌گمان بازخواست می‌کنیم؛ quran_en_fa For all their deeds. از اعمالی که همواره انجام می‌داده‌اند.///از اعمالی که همواره انجام می‌داده‌اند.///به خاطر کارهایى که مى‌کرده‌اند.///از آنچه انجام مى‌دادند///از آنچه انجام مى‌دادند.///از آنچه انجام مى‌داده‌اند.///از آنچه می‌کرده‌اند.///از آنچه می‌کرده‌اند///از آنچه عمل می‌کردند!///از آنچه بودند می‌کردند///از آنچه انجام می‌داده‌اند. quran_en_fa Therefore expound openly what thou art commanded, and turn away from those who join false gods with Allah. پس آنچه را به آن مأموری اظهار کن و از مشرکان روی بگردان.///پس آنچه را به آن مأموری اظهار کن و از مشرکان روی بگردان.///به هر چه مأمور شده‌اى صریح و بلند بگو و از مشرکان رویگردان باش.///پس آنچه را بدان دستور مى‌یابى آشکار کن و از مشرکان روى بگردان///پس آنچه را بدان مأمورى آشکار کن و از مشرکان روى برتاب،///پس آنچه را بدان مأمور شده‌اى، آشکار کن و از مشرکان روی گردان.///پس تو آشکارا آنچه مأموری (به خلق) برسان و از مشرکان روی بگردان.///پس آنچه دستور یافته‌ای آشکار کن و از مشرکان روی بگردان‌///آنچه را مأموریت داری، آشکارا بیان کن! و از مشرکان روی گردان (و به آنها اعتنا نکن)!///پس بانگ درده بدانچه مأمور شوی و روی برگردان از شرک‌ورزان‌///پس به آنچه (بدان) مأمور می‌شوی روی آور و از مشرکان روی بگردان. quran_en_fa For sufficient are We unto thee against those who scoff,- که ما [شر] استهزا کنندگان را از تو بازداشته‌ایم.///که ما [شر] استهزا کنندگان را از تو بازداشته‌ایم.///ما مسخره‌کنندگان را از تو باز مى‌داریم؛///ما شر مسخره کنندگان را از تو دور مى‌سازیم///که ما [شر] ریشخندگران را از تو برطرف خواهیم کرد.///همانا ما [شر] استهزاکنندگان را از تو بازداشته‌ایم.///همانا ما تو را از شر استهزا کنندگان محفوظ نمودیم.///ما تو را از [شر] ریشخندکنندگان کفایت [و حمایت‌] می‌کنیم‌///ما شر استهزاکنندگان را از تو دفع خواهیم کرد؛///همانا ما نگهداشتیمت از استهزاءکنندگان‌///بی‌چون ما (شر) مسخره‌کنندگان را از تو کفایت کردیم [: باز داشتیم]. quran_en_fa Those who adopt, with Allah, another god: but soon will they come to know. همانان که با خدا معبود دیگری قرار می‌دهند، پس خواهند دانست [که مرتکب چه خطای بزرگی شده‌اند و مستحق چه عذابی هستند.]///همانان که با خدا معبود دیگری قرار می‌دهند، پس خواهند دانست [که مرتکب چه خطای بزرگی شده‌اند و مستحق چه عذابی هستند.]///آنان که با الله خداى دیگر قائل مى‌شوند. پس به زودى خواهند دانست.///همانان که با خدا معبود دیگرى قرار مى‌دهند، اما به زودى خواهند دانست///همانان که با خدا معبودى دیگر قرار مى‌دهند. پس به زودى [حقیقت را] خواهند دانست.///همانان که معبود دیگرى را در کنار خداوند قرار مى‌دهند. پس به زودى حقیقت را خواهند فهمید.///آنان که با خدای یکتا خدایی دیگر قرار دهند، پس به زودی خواهند دانست.///کسانی که در جنب خداوند به خدایی دیگر قائلند، زودا که [حقیقت را] بدانند///همانها که معبود دیگری با خدا قرار دادند؛ اما بزودی می‌فهمند!///آنان که قرار دهند با خدا خداوند دیگری پس زود است بدانند///کسانی که با خدا معبودی دیگر می‌نهند. پس در آینده‌ای دور (حقیقت را ناخواسته و نادانسته) خواهند دانست. quran_en_fa We do indeed know how thy heart is distressed at what they say. ما می‌دانیم که تو از آنچه [مشرکان] می‌گویند، دلتنگ می‌شوی.///ما می‌دانیم که تو از آنچه [مشرکان] می‌گویند، دلتنگ می‌شوی.///و مى‌دانیم که تو از گفتارشان دلتنگ مى‌شوى.///و ما به خوبى مى‌دانیم که تو از آنچه مى‌گویند دلتنگ مى‌شوى///و قطعا مى‌دانیم که سینه تو از آنچه مى‌گویند تنگ مى‌شود.///[اى پیامبر!] البته ما مى‌دانیم که سینه‌ات به خاطر آنچه مى‌گویند، تنگ مى‌شود.///و ما محققا می‌دانیم که تو از آنچه امت (در طعنه و تکذیب تو) می‌گویند سخت دلتنگ می‌شوی.///و به خوبی می‌دانیم که از آنچه می‌گویند دلتنگ می‌شوی‌///ما می‌دانیم سینه‌ات از آنچه آنها می‌گویند تنگ می‌شود (و تو را سخت ناراحت می‌کنند).///و همانا می‌دانیم تو را تنگ همی‌آید سینه بدانچه گویند///و به‌راستی همواره می‌دانیم که سینه‌ی تو از آنچه می‌گویند بسی تنگ می‌شود. quran_en_fa But celebrate the praises of thy Lord, and be of those who prostrate themselves in adoration. پس [برای دفع دلتنگی] پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی و از سجده کنان باش.///پس [برای دفع دلتنگی] پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی و از سجده کنان باش.///به ستایش پروردگارت تسبیح کن و از سجده‌کنندگان باش.///پس با ستایش پروردگارت تسبیح گوى و از سجده کنندگان باش///پس با ستایش پروردگارت تسبیح گوى و از سجده‌کنندگان باش.///پس [براى تقویت خود،] پروردگارت را با سپاس و ستایش، به پاکى یاد کن و از سجده‌کنندگان باش.///پس به ذکر اوصاف کمال پروردگارت تسبیح گو و از نمازگزاران باش (تا به یاد خدا شاد خاطر شوی).///پس سپاسگزارانه پروردگارت را تسبیح گوی و از ساجدان باش‌///(برای دفع ناراحتی آنان) پروردگارت را تسبیح و حمد گو! و از سجده‌کنندگان باش!///پس تسبیح کن به سپاس پروردگار خویش و باش از سجده‌کنندگان‌///پس با ستایش پروردگارت (او را) تقدیس کن، و از سجده‌کنندگان باش. quran_en_fa And serve thy Lord until there come unto thee the Hour that is Certain. و پروردگارت را تا هنگامی که تو را مرگ بیاید، بندگی کن.///و پروردگارت را تا هنگامی که تو را مرگ بیاید، بندگی کن.///و پروردگارت را بپرست، تا لحظه مرگت فرا رسد.///و پروردگارت را بندگى کن تا وقتى که تو را مرگ فرا رسد///و پروردگارت را پرستش کن تا اینکه مرگ تو فرا رسد.///و پروردگارت را پرستش کن، تا امر یقینى [مرگ] بر تو فرارسد.///و دایم به پرستش خدای خود مشغول باش تا یقین (ساعت مرگ و هنگام لقای ما) بر تو فرا رسد.///و پروردگارت را بپرست تا تو را مرگ فرارسد///و پروردگارت را عبادت کن تا یقین [= مرگ‌] تو فرا رسد!///و پرستش کن پروردگار خویش را تا بیایدت یقین‌///و پروردگارت را پرستش کن تا تو را یقین (پیاپی و بی‌پایان) فرا رسد. quran_en_fa (Inevitable) cometh (to pass) the Command of Allah: seek ye not then to hasten it: Glory to Him, and far is He above having the partners they ascribe unto Him! فرمان حتمی خدا [در مورد عذاب کافران ومشرکان] فرا رسیده است، پس خواستار شتاب در آن نباشید؛ او منزه وبرتر است از آنچه شریک او قرار می‌دهند.///فرمان حتمی خدا [در مورد عذاب کافران ومشرکان] فرا رسیده است، پس خواستار شتاب در آن نباشید؛ او منزه وبرتر است از آنچه شریک او قرار می‌دهند.///فرمان خداوند در رسید، به شتابش مخواهید. او منزه است و از هر چه شریک او مى‌سازند برتر.///فرمان [عذاب‌] خدا آمد، پس شتاب در آن را طلب نکنید. او منزه و فراتر است از آنچه [با وى‌] شریک مى‌سازند/// [هان‌] امر خدا دررسید، پس در آن شتاب مکنید. او منزه و فراتر است از آنچه [با وى‌] شریک مى‌سازند.///فرمان [قهر] خدا آمد. پس در آن شتاب نکنید. او منزه و برتر از هر چیزى است که با او شریک مى‌سازند.///فرمان خدا (به ظهور قیامت و یا به عذاب شمشیر بر مشرکان) به زودی فرا می‌رسد پس (هان ای کافران، شما به تمسخر و هزل) تقاضای تعجیل آن مکنید، خدای یکتا متعالی و منزه از شرک مشرکان است.///عذاب الهی فرا می‌رسد، در طلب آن شتاب مکنید، او پاک و فراتر است از آنچه با او شریک می‌سازند///فرمان خدا (برای مجازات مشرکان و مجرمان،) فرا رسیده است؛ برای آن عجله نکنید! منزه و برتر است خداوند از آنچه همتای او قرارمی‌دهند!///آمد امر خدا پس شتاب نجوئیدش منزه و برتر است او از آنچه شرک می‌ورزند///امر خدا در رسید، پس در آن شتاب مکنید. او منزه و فراتر است از آنچه (با وی) شریک می‌سازند. quran_en_fa He doth send down His angels with inspiration of His Command, to such of His servants as He pleaseth, (saying): "Warn (Man) that there is no god but I: so do your duty unto Me." فرشتگان را به فرمان خود همراه با روح به هر کس از بندگانش که بخواهد [برای برگزیدنش به پیامبری] نازل می‌کند [و به آنان فرمان می‌دهد] که مردم را هشدار دهید که معبودی جز من نیست؛ بنابراین از من پروا کنید.///فرشتگان را به فرمان خود همراه با روح به هر کس از بندگانش که بخواهد [برای برگزیدنش به پیامبری] نازل می‌کند [و به آنان فرمان می‌دهد] که مردم را هشدار دهید که معبودی جز من نیست؛ بنابراین از من پروا کنید.///فرشتگان را همراه وحى -که فرمان اوست- بر هر یک از بندگانش که بخواهد فرو مى‌فرستد تا بیم دهند که: جز من خدایى نیست، پس از من بترسید.///فرشتگان را با روح (حامل وحى) به امر خود، بر هر کس از بندگانش که بخواهد نازل مى‌کند که [مردم را] بیم دهید که معبودى جز من نیست، پس از من بترسید///فرشتگان را با «روح»، به فرمان خود، بر هر کس از بندگانش که بخواهد نازل مى‌کند، که بیم دهید که معبودى جز من نیست. پس، از من پروا کنید.///خداوند فرشتگان را، همراه با وحى که از فرمان اوست، بر هر کس از بندگانش که بخواهد، فرومى‌فرستد، که مردم را هشدار دهید که معبودى جز من نیست، پس تنها از من پروا کنید [و مخالف دستورم عمل نکنید.]///خدا فرشتگان را با روح به امر خود بر هر یک از بندگان که خواهد می‌فرستد که خلق را (اندرز داده و از عقوبت شرک به خدا) بترسانید (و به بندگان بفهمانید) که خدایی جز من نیست، پس از من بترسید.///فرشتگان را با وحی به امر خویش بر هرکس از بندگانش که بخواهد فرو می‌فرستد، که هشدار دهید که خدایی جز من نیست، پس از من پروا کنید///فرشتگان را با روح (الهی) بفرمانش بر هر کس از بندگانش بخواهد نازل می‌کند؛ (و به آنها دستور می‌دهد) که مردم را انذار کنید؛ (و بگویید:) معبودی جز من نیست؛ از (مخالفت دستور) من، بپرهیزید!///فرود آورد فرشتگان را با روح از امر خود بر هر که خواهد از بندگان خویش که بترسانید آنکه نیست خدائی جز من پس پرهیزکاری کنید///فرشتگان را - با «روح‌» (صادر) از فرمان خود - بر هر کس از بندگانش که بخواهد (با پیامی) فرو می‌فرستد که: «بیم دهید که همانا معبودی جز من نیست، پس از من پروا کنید.» quran_en_fa He has created the heavens and the earth for just ends: Far is He above having the partners they ascribe to Him! آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید. از آنچه شریک او قرار می‌دهند، برتر است.///آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید. از آنچه شریک او قرار می‌دهند، برتر است.///آسمانها و زمین را به حق بیافرید، از هر چه با او شریک مى‌سازند، برتر است.///آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید. او از هر چه با وى شریک مى‌سازند فراتر است///آسمانها و زمین را به حق آفریده است. او فراتر است از آنچه [با وى‌] شریک مى‌گردانند.///او آسمان‌ها و زمین را بر اساس حق آفرید، او از آنچه با او شریک مى‌سازند، برتر است.///خدا آسمانها و زمین را به حق (و برای غرضی محقق و حکمتی بزرگ) آفرید، او از آنچه مشرکان شرک آرند متعالی و منزه است.///آسمانها و زمین را به حق آفریده است، فراتر است از آنچه با او شریک می‌سازند///آسمانها و زمین را بحق آفرید؛ او برتر است از اینکه همتایی برای او قرار می‌دهند!///بیافریده است آسمانها و زمین را به حق برتر است از آنچه شرک ورزند///آسمان‌ها و زمین را به حق (ربانی) آفرید. (او) فراتر است از آنچه (با وی) شریک می‌دارند. quran_en_fa He has created man from a sperm-drop; and behold this same (man) becomes an open disputer! انسان را از آبی اندک و بی ارزش آفرید، پس آن گاه [و به دور از انتظار] ستیزه جویی آشکار است.///انسان را از آبی اندک و بی ارزش آفرید، پس آن گاه [و به دور از انتظار] ستیزه جویی آشکار است.///آدمى را از نطفه بیافرید. و اکنون اوست که به آشکارا دشمنى مى‌ورزد.///انسان را از نطفه‌اى آفرید و آن‌گاه او ستیزه‌گرى آشکار است///انسان را از نطفه‌اى آفریده است، آنگاه ستیزه‌جویى آشکار است.///او انسان را از نطفه‌اى آفرید، پس آن­گاه او آشکارا با [خداوند] دشمنى مى‌ورزد.///خدا انسان را از آب نطفه‌ای (بی قدر و ضعیف) بیافرید، آن‌گاه او (اصل خلقت خود را فراموش کرده و با خالق) آشکارا به خصومت می‌خیزد.///انسان را از نطفه‌ای [بی‌مقدار] آفریده است، آنگاه او ستیزه‌جویی آشکار است‌///انسان را از نطفه بی‌ارزشی آفرید؛ و سرانجام (او موجودی فصیح، و) مدافع آشکار از خویشتن گردید!///بیافرید انسان را از چکه آبی که ناگهان او است دشمنی آشکار///انسان را از نطفه‌ای آفرید. پس آن‌گاه او ستیزه‌جویی آشکارگر است. quran_en_fa And cattle He has created for you (men): from them ye derive warmth, and numerous benefits, and of their (meat) ye eat. ودام‌ها را که برای شما در آنها [وسیله] گرمی و سودهاست آفرید، و از [محصولات لبنی و گوشتی] شان می‌خورید.///ودام‌ها را که برای شما در آنها [وسیله] گرمی و سودهاست آفرید، و از [محصولات لبنی و گوشتی] شان می‌خورید.///چهارپایان را برایتان بیافرید، شما را از آنها حرارت و دیگر سودهاست. و از آنها مى‌خورید.///و چهارپایان را براى شما آفرید که در آنها برایتان گرمى [پشم‌] و سودهایى است و از آنها تغذیه مى‌کنید///و چارپایان را براى شما آفرید: در آنها براى شما [وسیله‌] گرمى و سودهایى است، و از آنها مى‌خورید.///و چهارپایان را آفرید، که براى شما در آنها، [وسیله‌ی] پوششى، و بهره‌هایى [دیگر] است و از [گوشت و شیر] آنها مى‌خورید.///و چهارپایان را خلقت کرد که به (موی و پشم) آنها گرم می‌شوید و از آنها فواید بسیار دیگر برده و از (شیر و گوشت) آنها غذای مأکول می‌سازید.///و چارپایان را برای شما آفرید که برای شما در آنها گرما و سودهای دیگر هست، و هم از آنها می‌خورید///و چهارپایان را آفرید؛ در حالی که در آنها، برای شما وسیله پوشش، و منافع دیگری است؛ و از گوشت آنها می‌خورید!///و دامها را بیافرید برای شما در آنها است پوشاکی گرم و سودهائی و از آنها می‌خورید///و دام‌ها را برایتان آفرید (که‌) در آنها برای شما (وسیله‌ی) گرمی و سودهایی است و از آنها می‌خورید؛ quran_en_fa And ye have a sense of pride and beauty in them as ye drive them home in the evening, and as ye lead them forth to pasture in the morning. و برای شما در آنها زیبایی [و شکوه] است، آن گاه که [آنها را] شبان گاه از چراگاه بر می‌گردانید و هنگامی که صبح گاهان به چراگاه می‌برید.///و برای شما در آنها زیبایی [و شکوه] است، آن گاه که [آنها را] شبان گاه از چراگاه بر می‌گردانید و هنگامی که صبح گاهان به چراگاه می‌برید.///و چون شب‌هنگام باز مى‌گردانید و بامدادان بیرون مى‌فرستید، نشان تجمل شمایند؛///و در آنها براى شما زیبایى [و شکوهى‌] است، آن‌گاه که [آنها را] از چراگاه باز مى‌آورید و هنگامى که به چرا مى‌فرستید///و در آنها براى شما زیبایى است، آنگاه که [آنها را] از چراگاه برمى‌گردانید، و هنگامى که [آنها را] به چراگاه مى‌برید.///و براى شما در چهارپایان [شب هنگام] که از چراگاه برمى‌گردانید و [بامدادان] که به چراگاه مى‌فرستید، شکوه و جلوه‌اى است.///و هنگامی که آنها را شبانگاه از چرا برمی‌گردانید یا صبحگاه به چرا بیرون می‌برید زیب و افتخار شما باشند.///و هنگامی که آنها را [شامگاهان‌] از چرا باز می‌گردانید، یا [بامدادان‌] به چرا می‌برید، شما را در آن تجملی هست‌///و در آنها برای شما زینت و شکوه است به هنگامی که آنها را به استراحتگاهشان بازمی‌گردانید، و هنگامی که (صبحگاهان) به صحرا می‌فرستید!///و شما را است در آنها زیبی گاهی که شب کنید و گاهی که سردهید///و در آنها برای شما زیبایی‌ای است؛ آن‌گاه که (آنها را) از چراگاه برمی‌گردانید و هنگامی که آزاد (شان) می‌کنید. quran_en_fa And they carry your heavy loads to lands that ye could not (otherwise) reach except with souls distressed: for your Lord is indeed Most Kind, Most Merciful, و بارهای سنگین شما را تا شهری که جز با دشواری و مشقت به آن نمی‌رسید، حمل می‌کنند؛ یقینا پروردگارتان رؤوف و بسیار مهربان است.///و بارهای سنگین شما را تا شهری که جز با دشواری و مشقت به آن نمی‌رسید، حمل می‌کنند؛ یقینا پروردگارتان رؤوف و بسیار مهربان است.///بارهایتان را به شهرهایى که جز به رنج تن بدانها نتوانید رسید، حمل مى‌کنند، زیرا پروردگارتان رئوف و مهربان است.///و بارهاى سنگین شما را به شهرى که جز با مشقت جانکاه نمى‌توانستید بدانجا برسید حمل مى‌کنند. به راستى پروردگار شما رئوف و مهربان است///و بارهاى شما را به شهرى مى‌برند که جز با مشقت بدنها بدان نمى‌توانستید برسید. قطعا پروردگار شما رئوف و مهربان است.///و چهارپایان، بارهاى سنگین شما را به شهرى مى‌برند که جز به رنج تن نمى‌توانستید به آن برسید. همانا پروردگار شما رئوف و مهربان است.///و بارهای شما را (به آسانی) از شهری به شهر دیگر برند که خود شما (بدون بار) جز با مشقت بسیار بدان جا نتوانید رسید (چه رسد با بار)؛ راستی که پروردگار شما رئوف و مهربان است.///و بارهایتان را تا شهری که جز با به رنج انداختن تن خویش به آن نمی‌توانید رسید، می‌برند، بی‌گمان پروردگارتان رئوف و مهربان است‌///آنها بارهای سنگین شما را به شهری حمل می‌کنند که جز با مشقت زیاد، به آن نمی‌رسیدید؛ پروردگارتان رؤوف و رحیم است (که این وسایل حیات را در اختیارتان قرار داده)!///و می‌کشند بارهای شما را بسوی شهری که نرسید بدان جز با رنج کسان همانا پروردگار شما است نوازنده مهربان‌///و بارهایتان را به شهری می‌برند که جز با مشقت جا‌نانه بدان‌ها نمی‌توانستید برسید. بی‌گمان پروردگارتان به‌راستی مهربان رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa And (He has created) horses, mules, and donkeys, for you to ride and use for show; and He has created (other) things of which ye have no knowledge. و اسب‌ها و استرها و الاغ‌ها را آفرید تا بر آنها سوار شوید و [برای شما] تجمل و زینت باشد، و چیزهایی [در آینده جز این وسایل نقلیه حیوانی] به وجود می‌آورد که شما نمی‌دانید.///و اسب‌ها و استرها و الاغ‌ها را آفرید تا بر آنها سوار شوید و [برای شما] تجمل و زینت باشد، و چیزهایی [در آینده جز این وسایل نقلیه حیوانی] به وجود می‌آورد که شما نمی‌دانید.///و اسبان و استران و خران را براى آن آفریده است که سوارشان شوید و نیز زینت شما باشند. و خدا چیزهایى آفریده که شما نمى‌دانید.///و اسبان و استران و خران را [آفرید] تا بر آنها سوار شوید و [شما را] زینتى باشند، و چیزهایى مى‌آفریند که نمى‌دانید///و اسبان و استران و خران را [آفرید] تا بر آنها سوار شوید و [براى شما] تجملى [باشد]، و آنچه را نمى‌دانید مى‌آفریند.///و اسبان و استران و الاغ‌ها را آفرید تا بر آنها سوار شوید و [براى شما] تجملى [باشد] و [در آینده] چیزهایى را مى‌آفریند که شما نمى‌دانید.///و اسبان و استران و خران را برای سواری و تجمل شما آفرید و چیز دیگری هم که شما هنوز نمی‌دانید (برای سواری شما) خواهد آفرید.///و نیز اسبان و استران و درازگوشان را [آفرید] تا بر آنها سوار شوید و مایه تجمل نیز هست، و نیز چیزهای دیگر که شما نمی‌دانید می‌آفریند///همچنین اسبها و استرها و الاغها را آفرید؛ تا بر آنها سوار شوید و زینت شما باشد، و چیزهایی می‌آفریند که نمی‌دانید.///و اسبان و استرها و خرها تا سوار آنها شوید و زیبی را و می‌آفریند آنچه را نمی‌دانید///و اسبان و استران و خران را (آفرید) تا بر آنها سوار شوید و (برایتان) زینتی است. و آنچه را نمی‌دانید می‌آفریند. quran_en_fa And unto Allah leads straight the Way, but there are ways that turn aside: if Allah had willed, He could have guided all of you. و قرار دادن راه راست [برای هدایت بندگان به سوی سعادت ابدی] فقط برعهده خداست، و برخی از این راه‌ها کج و منحرف است [که حرکت در آن شما را از سعادت ابدی محروم می‌کند]، و اگر خدا می‌خواست همه شما را [به طور اجبار] به راه راست هدایت می‌کرد.///و قرار دادن راه راست [برای هدایت بندگان به سوی سعادت ابدی] فقط برعهده خداست، و برخی از این راه‌ها کج و منحرف است [که حرکت در آن شما را از سعادت ابدی محروم می‌کند]، و اگر خدا می‌خواست همه شما را [به طور اجبار] به راه راست هدایت می‌کرد.///بر خداست که راه راست را بنماید. از میان راه‌ها نیز راهى است منحرف. اگر خدا مى‌خواست، همه شما را هدایت مى‌کرد.///و بر خداست که راه راست را نشان دهد، و برخى راه‌ها منحرف است، و اگر خدا مى‌خواست مسلما همه شما را [به اجبار] هدایت مى‌کرد///و نمودن راه راست بر عهده خداست، و برخى از آن [راهها] کژ است، و اگر [خدا] مى‌خواست مسلما همه شما را هدایت مى‌کرد.///و بر خداست که راه میانه [و مستقیم را به مردم نشان دهد،] و برخى از راه‌ها منحرف است. و اگر خداوند بخواهد، همه‌ی شما را [به اجبار] هدایت مى‌کند. [ولى سنت خداوند بر آزاد گذاشتن انسان‌هاست.]///و بر خداست بیان راه عدل و راستی، و بعضی راهها جور و ناراستی است. و اگر خدا می‌خواست (بدون آزمایش بلکه به جبر) شما را همگی به راه هدایت (و جنت) می‌کشید (لیکن این خلاف مصلحت و نظام الهی است).///و [بیان‌] راه میانه با خداوند است، و بعضی از آن [راهها] بیراهه است، و اگر می‌خواست همگی شما را هدایت می‌کرد///و بر خداست که راه راست را (به بندگان) نشان دهد؛ اما بعضی از راه‌ها بیراهه است! و اگر خدا بخواهد، همه شما را (به اجبار) هدایت می‌کند (؛ ولی اجبار سودی ندارد).///و بر خداست رهنمائی به راه راست و از آن است کج‌رونده و اگر می‌خواست هدایت می‌کرد شما را همگی‌///و نمودن راه راست [تنها] بر عهده‌ی خداست. و برخی از راه‌ها بیراهه است. و اگر (خدا) بخواهد بی‌گمان همگی‌تان را هدایت می‌کند. quran_en_fa It is He who sends down rain from the sky: from it ye drink, and out of it (grows) the vegetation on which ye feed your cattle. اوست که از آسمان، آبی برای شما نازل کرد که بخشی از آن نوشیدنی است و از بخشی از آن درخت و گیاه می‌روید که [دام هایتان] را در آن می‌چرانید.///اوست که از آسمان، آبی برای شما نازل کرد که بخشی از آن نوشیدنی است و از بخشی از آن درخت و گیاه می‌روید که [دام هایتان] را در آن می‌چرانید.///اوست که از آسمان برایتان باران نازل کرد. از آن مى‌نوشید و بدان گیاه مى‌روید و چارپایان را مى‌چرانید.///اوست که از آسمان آبى فرستاد که از آن مى‌نوشید و از آن درخت و گیاه مى‌روید که در آن [چهارپایان را] مى‌چرانید///اوست کسى که از آسمان، آبى فرود آورد که [آب‌] آشامیدنى شما از آن است، و روییدنى‌ [هایى‌] که [رمه‌هاى خود را] در آن مى‌چرانید [نیز] از آن است.///اوست آن که براى شما از آسمان آبى فرستاد که نوشیدنى شما از آن است. و گیاهانى که [چهارپایان خود را] در آن مى‌چرانید، از آن است.///اوست خدایی که آب باران را از آسمان فرو فرستاد که هم از آن می‌آشامید و هم درخت و گیاه از آن می‌روید که به میوه آن شما، و به برگش حیوانات شما، برخوردار می‌شوید.///او کسی است که از آسمان آبی فرو فرستاد که آشامیدنی شما از آن است و از همان گیاهان می‌روید که در آن [چارپایانتان را] می‌چرانید///او کسی است که از آسمان، آبی فرستاد، که نوشیدن شما از آن است؛ و (همچنین) گیاهان و درختانی که حیوانات خود را در آن به چرا می‌برید، نیز از آن است.///او است آنکه فرستاد از آسمان آبی برای شما از آن است نوشابه و از آن است درختی که در آن می‌چرانید///اوست کسی که از آسمان، آبی فرود آورد که برایتان از آن آشامیدنی و روییدنی (هایی) است (که رمه‌های خود را) در آن می‌چرانید. quran_en_fa With it He produces for you corn, olives, date-palms, grapes and every kind of fruit: verily in this is a sign for those who give thought. برای شما به وسیله آن آب، زراعت و زیتون و خرما و انگور و از همه محصولات می‌رویاند؛ یقینا در این [واقعیات شگفت انگیز طبیعی] نشانه‌ای است [بر توحید، و ربوبیت وقدرت خدا] برای گروهی که می‌اندیشند.///برای شما به وسیله آن آب، زراعت و زیتون و خرما و انگور و از همه محصولات می‌رویاند؛ یقینا در این [واقعیات شگفت انگیز طبیعی] نشانه‌ای است [بر توحید، و ربوبیت وقدرت خدا] برای گروهی که می‌اندیشند.///و با آن برایتان کشتزار و زیتون و نخلها و تاکستانها و هر نوع میوه برویاند، در این عبرتى است براى مردمى که مى‌اندیشند.///و با آن براى شما کشت و زیتون و نخل‌ها و انگورها و هر نوع میوه‌اى مى‌رویاند. قطعا در اینها براى مردمى که مى‌اندیشند آیتى است///به وسیله آن، کشت و زیتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات [دیگر] براى شما مى‌رویاند. قطعا در اینها براى مردمى که اندیشه مى‌کنند نشانه‌اى است.///خداوند به وسیله آن آب، براى شما کشت‌زار و زیتون و درختان خرما و انگور، و از هر نوع میوه‌اى مى‌رویاند. همانا در این امر براى آنان که مى‌اندیشند، نشانه‌اى روشن است.///و هم زراعتهای شما را از آن آب باران برویاند و درختان زیتون و خرما و انگور و از هر گونه میوه بپرورد؛ همانا در این کار آیت و نشانه‌ای (از رحمت و قدرت الهی) برای اهل فکرت پدیدار است.///با آن برای شما زراعت و زیتون و خرما و انگور و از هر گونه محصولات [دیگر] می‌رویاند، بی‌گمان در این برای اندیشه‌وران مایه عبرتی هست‌///خداوند با آن (آب باران)، برای شما زراعت و زیتون و نخل و انگور، و از همه میوه‌ها می‌رویاند؛ مسلما در این، نشانه روشنی برای اندیشمندان است.///می‌رویاند برای شما بدان کشت و زیتون و خرمابنها و انگورها را و از همه میوه‌ها همانا در این است آیتی برای گروهی که بیاندیشند///به وسیله‌ی آن، کشت و زیتون و درختان خرما و انگور و از هر (گونه) محصولات (دیگر) برایتان می‌رویاند. همواره در اینها برای گروهی که اندیشه می‌کنند نشانه‌ای است. quran_en_fa He has made subject to you the Night and the Day; the sun and the moon; and the stars are in subjection by His Command: verily in this are Signs for men who are wise. و شب و روز و خورشید و ماه را نیز رام و مسخر شما قرار داد، وستارگان هم به فرمانش رام و مسخر شده‌اند؛ قطعا در این [حقایق] نشانه هایی است [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] برای گروهی که تعقل می‌کنند.///و شب و روز و خورشید و ماه را نیز رام و مسخر شما قرار داد، وستارگان هم به فرمانش رام و مسخر شده‌اند؛ قطعا در این [حقایق] نشانه هایی است [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] برای گروهی که تعقل می‌کنند.///و مسخر شما کرد شب و روز را و خورشید و ماه را و ستارگان همه فرمانبردار امر او هستند. در این براى آنها که به عقل درمى‌یابند عبرتهاست.///و شب و روز و خورشید و ماه را براى شما رام کرد، و ستارگان مسخر فرمان اویند. مسلما در اینها براى مردمى که تعقل مى‌کنند شواهدى است///و شب و روز و خورشید و ماه را براى شما رام گردانید، و ستارگان به فرمان او مسخر شده‌اند. مسلما در این [امور] براى مردمى که تعقل مى‌کنند نشانه‌هاست.///و خداوند شب و روز، و خورشید و ماه را در خدمت و بهره‌دهى شما قرار داد. و ستارگان به فرمان او تسخیر شده‌اند؛ البته در این امر براى گروهى که تعقل مى‌کنند، نشانه‌هایى [از عظمت و قدرت] اوست.///و هم شب و روز و خورشید و ماه را برای زندگانی شما در گردون مسخر ساخت، و ستارگان آسمان هم به فرمان او مسخرند؛ همانا در این کار آیتها و نشانه‌هایی (از قدرت خدا) برای اهل خرد پدیدار است.///و برای شما شب و روز و خورشید و ماه را رام کرد، و ستارگان به فرمان او رام شده‌اند، بی‌گمان در این برای خردورزان مایه عبرتی هست‌///او شب و روز و خورشید و ماه را مسخر شما ساخت؛ و ستارگان نیز به فرمان او مسخر شمایند؛ در این، نشانه‌هایی است (از عظمت خدا،) برای گروهی که عقل خود را به کار می‌گیرند!///و رام کرد برای شما شب و روز و مهر و ماه را و ستارگان فرمانبردارند به فرمانش همانا در این است آیتهائی برای گروهی که بخرد یابند///و شب و روز و خورشید و ماه را برایتان رام گردانید، و ستارگان به فرمانش مسخرند. بی‌گمان در این (کارها) برای مردمی که خردورزی می‌کنند به‌راستی نشانه‌هایی است. quran_en_fa And the things on this earth which He has multiplied in varying colours (and qualities): verily in this is a sign for men who celebrate the praises of Allah (in gratitude). و نیز آنچه را که در زمین به رنگ‌های گوناگون برای شما آفرید [رام و مسخرتان ساخت]؛ مسلما در این [امور] نشانه‌ای است [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] برای گروهی که متذکر می‌شوند.///و نیز آنچه را که در زمین به رنگ‌های گوناگون برای شما آفرید [رام و مسخرتان ساخت]؛ مسلما در این [امور] نشانه‌ای است [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] برای گروهی که متذکر می‌شوند.///در زمین چیزهایى با رنگهاى گوناگون آفرید، در این عبرتى است براى مردمى که پند مى‌گیرند.///و آنچه را که در زمین به رنگ‌هاى گوناگون براى شما پدید آورد [مسخر شما ساخت‌]. بى‌تردید در اینها براى مردمى که پند مى‌گیرند نشانه‌اى است///و [همچنین‌] آنچه را در زمین به رنگهاى گوناگون براى شما پدید آورد [مسخر شما ساخت‌]. بى‌تردید، در این [امور] براى مردمى که پند مى‌گیرند نشانه‌اى است.///و [نیز] آنچه را در زمین با رنگ‌هاى گوناگون براى شما پدید آورد. البته در این آفریده‌ها براى پندگیران عبرت و نشانه‌اى روشن است.///و نیز آنچه در زمین برای شما آفرید و به انواع گوناگون و اشکال رنگارنگ در آورد (همه را مسخر شما کرد)؛ همانا در این کار هم آیت و نشانه‌ای (از الهیت) بر مردم هشیار پدیدار است.///و آنچه در زمین برای شما رنگارنگ آفرید، بی‌گمان در این برای پندگیران مایه عبرتی هست‌///(علاوه بر این،) مخلوقاتی را که در زمین به رنگهای گوناگون آفریده نیز مسخر (فرمان شما) ساخت؛ در این، نشانه روشنی است برای گروهی که متذکر می‌شوند!///و آنچه آفرید برای شما در زمین رنگارنگ همانا در این است آیتی برای گروهی که یادآور شوند///و (همچنین) آنچه را در زمین به رنگ‌های گوناگون برای شما پدید آورد [: مسخر شما ساخت]. بی‌گمان، در این (کارها) برای مردمی که (حقایقی را) با کوشش و کاوش به یاد می‌آورند نشانه‌ای است. quran_en_fa It is He Who has made the sea subject, that ye may eat thereof flesh that is fresh and tender, and that ye may extract therefrom ornaments to wear; and thou seest the ships therein that plough the waves, that ye may seek (thus) of the bounty of Allah and that ye may be grateful. و اوست که دریا را رام و مسخر کرد تا از آن گوشت تازه بخورید، و زینتی را که می‌پوشید از آن بیرون آورید و در آن کشتی‌ها را می‌بینی که آب را می‌شکافند [تا شما را برای حمل کالا، تجارت و داد و ستد جابجا کنند] و برای اینکه از فضل واحسان خدا طلب کنید و [در نهایت] به سپاس گزاری خدا برخیزید.///و اوست که دریا را رام و مسخر کرد تا از آن گوشت تازه بخورید، و زینتی را که می‌پوشید از آن بیرون آورید و در آن کشتی‌ها را می‌بینی که آب را می‌شکافند [تا شما را برای حمل کالا، تجارت و داد و ستد جابجا کنند] و برای اینکه از فضل واحسان خدا طلب کنید و [در نهایت] به سپاس گزاری خدا برخیزید.///اوست که دریا را رام کرد تا از آن گوشت تازه بخورید و زیورهایى بیرون آرید و خویشتن بدان بیارایید، و کشتیها را بینى که دریا را مى‌شکافند و پیش مى‌روند تا از فضل خدا روزى بطلبید، باشد که سپاس گویید.///و اوست آن که دریا را مسخر [شما] ساخت تا از آن گوشت تازه بخورید و از آن زیورى استخراج کنید که آن را مى‌پوشید، و کشتى‌ها را در دریا شکافنده‌ى آب مى‌بینى، و براى این است که از کرم خدا روزى بطلبید و به این امید که شکرگزار باشید///و اوست کسى که دریا را مسخر گردانید تا از آن گوشت تازه بخورید، و پیرایه‌اى که آن را مى‌پوشید از آن بیرون آورید. و کشتیها را در آن، شکافنده [آب‌] مى‌بینى، و تا از فضل او بجویید و باشد که شما شکر گزارید.///و اوست آن که دریا را رام کرد تا از آن گوشت تازه بخورید و زیورهایى براى پوشیدن از آن بیرون آورید. و مى‌بینى که کشتى‌ها، سینه‌ی دریا را شکافته [و پیش مى‌روند.] و به سراغ فضل و لطف او بروید و شاید سپاس‌گزار باشید.///و هم او خدایی است که دریا را برای شما مسخر کرد تا از گوشت‌تر و تازه (ماهیان حلال) آن تغذیه کنید و از زیورهای آن (مانند در و مرجان) استخراج کرده و تن را بیارایید، و کشتی‌ها را در آن روان بینی که سینه آب را می‌شکافند (تا به تجارت و سفر رفته) و تا از فضل خدا روزی طلبید، و باشد که شکر خدا به جای آرید.///او کسی است که دریا را رام کرد تا از [صید] آن گوشتی‌تر و تازه بخورید و از آن زیورهایی بیرون آورید که آنها را «می‌پوشید» و کشتی‌ها را می‌بینی که در آن دریا شکافند، و چنین کرد تا از فضل و کرم او معاش خود فراهم آورید و باشد که سپاس بگزارید///او کسی است که دریا را مسخر (شما) ساخت تا از آن، گوشت تازه بخورید؛ و زیوری برای پوشیدن (مانند مروارید) از آن استخراج کنید؛ و کشتیها را می‌بینی که سینه دریا را می‌شکافند تا شما (به تجارت پردازید و) از فضل خدا بهره گیرید؛ شاید شکر نعمتهای او را بجا آورید!///و او است آنکه رام کرد دریا را تا بخورید از آن گوشتی تازه و برون آرید از آن زیوری که بپوشیدش و بینی کشتیها را در آن شکافندگان آب و تا بجوئید از فضلش و شاید شما سپاس گزارید///و اوست کسی که دریا را (برایتان) مسخر گردانید تا از آن گوشت تازه بخورید؛ و پیرایه‌ای که آن را می‌پوشید، از آن با کوشش بیرون آورید. و کشتی‌ها را در آن، شکافنده‌ (‌ی آب) می‌بینی. و تا از فضل او بجویید و شاید شما شکر گزارید. quran_en_fa And He has set up on the earth mountains standing firm, lest it should shake with you; and rivers and roads; that ye may guide yourselves; و در زمین کوه هایی استوار افکند تا شما را [در حال گردش وضعی و انتقالی] نلرزاند، و نهرها و راه هایی را [پدید آورد] تا [برای رسیدن به اهداف و مقاصد خود] راه یابید.///و در زمین کوه هایی استوار افکند تا شما را [در حال گردش وضعی و انتقالی] نلرزاند، و نهرها و راه هایی را [پدید آورد] تا [برای رسیدن به اهداف و مقاصد خود] راه یابید.///و بر زمین کوه‌هاى بزرگ افکند تا شما را نلرزاند. و رودها و راه‌ها پدید آورد. شاید هدایت شوید.///و در زمین کوه‌هایى استوار افکند تا شما را نلرزاند، و رودها و راه‌ها پدید آورد تا شما راه خود را پیدا کنید///و در زمین کوههایى استوار افکند تا شما را نجنباند، و رودها و راهها [قرار داد] تا شما راه خود را پیدا کنید.///و خداوند در زمین کوه‌هایى استوار افکند تا زمین، شما را نلرزاند. و نهرهایى و راه‌هایى [قرار داد] تا راه یابید.///و نیز کوههای بزرگ را در زمین بنهاد تا زمین شما را به لرزه و اضطراب نیفکند و نهرها جاری کرد و راهها پدیدار ساخت تا مگر هدایت شوید.///و کوهها را در زمین بیفکند تا شما را نجنباند و نیز رودها و راههایی [پدید آورد] باشد که راه یابید///و در زمین، کوه‌های ثابت و محکمی افکند تا لرزش آن را نسبت به شما بگیرد؛ و نهرها و راه‌هایی ایجاد کرد، تا هدایت شوید.///و افکند در زمین لنگرهائی نبادا کج شود به شما و رودهائی و راه‌هائی شاید هدایت یابید///و در زمین کوه‌هایی استوار و پایدار افکند، تا (زمین متحرک)، شما را پرتاب نکند و رودها و راه‌هایی را (پدید آورد) تا شاید شما (به مقاصدتان) راه یابید. quran_en_fa And marks and sign-posts; and by the stars (men) guide themselves. و [برای اینکه در عبور از کوه‌ها و بیابان‌ها و کویرها سرگردان و گم نشوید] نشانه‌ها [قرار داد]، و [مردم به هنگام شب در دل بیابان‌ها و بر سطح دریاها] به وسیله ستارگان راهیابی می‌کنند.///و [برای اینکه در عبور از کوه‌ها و بیابان‌ها و کویرها سرگردان و گم نشوید] نشانه‌ها [قرار داد]، و [مردم به هنگام شب در دل بیابان‌ها و بر سطح دریاها] به وسیله ستارگان راهیابی می‌کنند.///و نشانه‌ها نهاد، و به ستارگان راه مى‌یابند.///و نیز علاماتى [قرار داد]، و با ستارگان، آنها راه مى‌یابند///و نشانه‌هایى [دیگر نیز قرار داد]، و آنان به وسیله ستاره [قطبى‌] راه‌یابى مى‌کنند.///و نشانه‌هاى دیگرى [در زمین قرار داد]، و آنان به وسیله‌ی ستاره، راه مى‌یابند.///و نشانه‌هایی (در زمین مانند کوهها و دریاها و رودها و جنگلها مقرر داشت) و آنان به ستارگان (در شبها) هدایت یابند.///و نیز نشانه‌هایی [دیگر]، و آنان با نظر به ستارگان [در دریا] راه می‌یابند///و (نیز) علاماتی قرار داد؛ و (شب هنگام) به وسیله ستارگان هدایت می‌شوند.///و نشانهائی و با ستاره ایشان هدایت شوند///و نشانه‌هایی (دیگر را نیز) و آنان به وسیله‌ی ستارگان درخشان راه‌یابی می‌کنند. quran_en_fa Is then He Who creates like one that creates not? Will ye not receive admonition? بر این اساس آیا کسی که [همه چیز] می‌آفریند، مانند کسی است که [هیچ چیز] نمی‌آفریند؟ [پس کرنش در برابر بتان بر پایه چه دلیلی است؟] آیا پند نمی‌گیرید؟///بر این اساس آیا کسی که [همه چیز] می‌آفریند، مانند کسی است که [هیچ چیز] نمی‌آفریند؟ [پس کرنش در برابر بتان بر پایه چه دلیلی است؟] آیا پند نمی‌گیرید؟///آیا آن که مى‌آفریند همانند کسى است که نمى‌آفریند؟ چرا درنمى‌یابید؟///پس آیا آن که مى‌آفریند مانند کسى است که نمى‌آفریند؟ چرا متوجه نمى‌شوید///پس آیا کسى که مى‌آفریند چون کسى است که نمى‌آفریند؟ آیا پند نمى‌گیرید؟///پس آیا آن که مى‌آفریند، همانند کسى است که نمى‌آفریند؟ پس آیا یاد نمى‌کنید و پند نمى‌گیرید؟///آیا آن خدایی که خلق می‌کند مانند آن کس (از فراعنه و بتان) است که هیچ چیز در عالم خلق نمی‌کند؟ آیا متذکر و هوشیار نمی‌شوید؟///پس آیا کسی که می‌آفریند همانند کسی است که نمی‌آفریند؟ آیا پند نمی‌گیرید؟///آیا کسی که (این گونه مخلوقات را) می‌آفریند، همچون کسی است که نمی‌آفریند؟! آیا متذکر نمی‌شوید؟!///پس آیا آنکه می‌آفرد مانند آن است که نمی‌آفرد پس آیا یادآور نمی‌شوید///پس آیا کسی که می‌آفریند چون کسی است که نمی‌آفریند؟ آیا پس (از این نشانه‌ها حقایقی را) به یاد نمی‌آورید؟ quran_en_fa If ye would count up the favours of Allah, never would ye be able to number them: for Allah is Oft-Forgiving, Most Merciful. و اگر نعمت‌های خدا را شماره کنید، هرگز نمی‌توانید آنها را به شمار آورید؛ یقینا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///و اگر نعمت‌های خدا را شماره کنید، هرگز نمی‌توانید آنها را به شمار آورید؛ یقینا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///اگر بخواهید نعمتهاى خدا را شمار کنید، شمار کردن نتوانید. خدا آمرزنده و مهربان است.///و اگر نعمت‌هاى خدا را شماره کنید، نمى‌توانید آنها را به آخر رسانید. بى‌شک خداوند آمرزنده‌ى مهربان است///و اگر نعمت‌ [هاى‌] خدا را شماره کنید، آن را نمى‌توانید بشمارید. قطعا خدا آمرزنده مهربان است.///و اگر بخواهید نعمت‌هاى خداوند را بشمارید، نمى‌توانید شماره کنید. همانا خداوند آمرزنده‌ى مهربان است.///و اگر بخواهید که نعمتهای خدا را شماره کنید هرگز نتوانید، که خدا در حق بندگان بسیار آمرزنده و مهربان است.///و اگر نعمت الهی را بشمارید، نمی‌توانید آن را [چنانکه هست‌] شمارش کنید، بی‌گمان خداوند آمرزگار مهربان است‌///و اگر نعمتهای خدا را بشمارید، هرگز نمی‌توانید آنها را احصا کنید؛ خداوند بخشنده و مهربان است!///و اگر بشمرید نعمت خدای را شمار آن نتوانید همانا خداوند است آمرزنده مهربان‌///و اگر نعمت (های) خدا را بشمارید آنها را به شماره نیاورید. همانا خدا به‌راستی بس پوشنده‌ای رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa And Allah doth know what ye conceal, and what ye reveal. و خدا آنچه را پنهان می‌کنید و آنچه را آشکار می‌سازید، می‌داند.///و خدا آنچه را پنهان می‌کنید و آنچه را آشکار می‌سازید، می‌داند.///آنچه را که پنهان مى‌کنید یا آشکار مى‌سازید خدا به آن آگاه است.///و خدا آنچه را نهان مى‌کنید و آنچه را عیان مى‌سازید مى‌داند///و خدا آنچه را که پنهان مى‌دارید و آنچه را که آشکار مى‌سازید مى‌داند.///و خداوند آنچه را پنهان مى‌کنید و آنچه را آشکار مى‌سازید، مى‌داند.///و خدا هر چه را پنهان و آشکار دارید به همه آگاه است.///و خداوند آنچه پنهان و آنچه آشکار می‌دارید، می‌داند///خداوند آنچه را پنهان می‌دارید و آنچه را آشکار می‌سازید، می‌داند.///و خدا می‌داند آنچه نهان کنید و آنچه آشکار کنید///و خدا آنچه پنهان می‌سازید و آنچه را که آشکار می‌دارید می‌داند. quran_en_fa Those whom they invoke besides Allah create nothing and are themselves created. و معبودهایی را که به جای خدا می‌پرستند [نه اینکه] چیزی را نمی‌آفرینند، بلکه خودشان آفریده می‌شوند.///و معبودهایی را که به جای خدا می‌پرستند [نه اینکه] چیزی را نمی‌آفرینند، بلکه خودشان آفریده می‌شوند.///آنهایى را که به جاى الله به خدایى مى‌خوانند، نمى‌توانند چیزى بیافرینند، و خود مخلوقند.///و معبودهایى را که غیر خدا مى‌خوانند چیزى را خلق نمى‌کنند، بلکه خودشان آفریده مى‌شوند///و کسانى را که جز خدا مى‌خوانند، چیزى نمى‌آفرینند در حالى که خود آفریده مى شوند.///و کسانى را که به جاى خدا مى‌خوانند، هیچ چیز نمى‌آفرینند، و خود نیز آفریده شده‌اند.///و آنچه که مشرکان غیر از خدا (چون بتها و فراعنه) به خدایی می‌خوانند چیزی خلق نکنند و خود نیز مخلوقند.///و کسانی که [مشرکان به ناحق‌] به جای خداوند می‌پرستند، چیزی نیافریده‌اند و خودشان آفریده شده‌اند///معبودهایی را که غیر از خدا می‌خوانند، چیزی را خلق نمی‌کنند؛ بلکه خودشان هم مخلوقند!///و آنان را که می‌خوانند جز خدا نیافرند چیزی را و خود آفریده شوند///و کسانی را که دون خدا را می‌خوانند (اینان) چیزی نمی‌آفرینند و خود آفریده می‌شوند. quran_en_fa (They are things) dead, lifeless: nor do they know when they will be raised up. مردگانند نه زندگان، و نمی‌دانند چه زمانی برانگیخته می‌شوند.///مردگانند نه زندگان، و نمی‌دانند چه زمانی برانگیخته می‌شوند.///مردگانند، نه زندگان، و ندانند که چه وقت آنها را دوباره زنده مى‌کنند.///مردگانى بى‌جانند، و نمى‌فهمند چه زمانى برانگیخته خواهند شد///مردگانند نه زندگان، و نمى‌دانند کى برانگیخته خواهند شد.///آنها مرد‌گانند، نه زند‌گان، و نمى‌دانند چه وقت برانگیخته خواهند شد.///اینها مرده و از حیات بی‌بهره‌اند و هیچ حس و شعور ندارند که در چه هنگام مبعوث می‌شوند (و که آنها را برمی‌انگیزد).///[اینان‌] مردگانی بی‌جانند، و خود نمی‌دانند که چه هنگام برانگیخته خواهند شد///آنها مردگانی هستند که هرگز استعداد حیات ندارند؛ و نمی‌دانند (عبادت‌کنندگانشان) در چه زمانی محشور می‌شوند!///مردگانند نه زندگان و درنیابند که چه وقت برانگیخته می‌شوند///مردگانی‌اند نه زندگان، و درک نمی‌کنند کی برانگیخته می‌شوند. quran_en_fa Your Allah is one Allah: as to those who believe not in the Hereafter, their hearts refuse to know, and they are arrogant. معبود شما معبودی یگانه است؛ پس کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند، دل هایشان [حق را] انکار می‌کند، و آنان مستکبرند.///معبود شما معبودی یگانه است؛ پس کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند، دل هایشان [حق را] انکار می‌کند، و آنان مستکبرند.///خداى شما خدایى است یکتا. و آنان که به آخرت ایمان ندارند دلهایشان انکار کند و خود کبرفروشند.///معبود شما معبودى یگانه است، پس کسانى که به آخرت ایمان نمى‌آورند دل‌هایشان منکر [حق‌] است و ایشان متکبرند///معبود شما معبودى است یگانه. پس کسانى که به آخرت ایمان ندارند، دلهایشان انکارکننده [حق‌] است و خودشان متکبرند.///معبود شما، معبودى است یگانه، پس کسانى که به آخرت ایمان ندارند، دل‌هایشان به انکار خو کرده، و همانان مستکبرند.///خدای شما خدایی یکتاست، و آنان که به عالم آخرت ایمان ندارند (اگر هم به زبان گویند) به دل منکر (مبدأ متعال) اند و (از اطاعت حکم خدا) تکبر و سرپیچی می‌کنند.///خدای شما خدایی یگانه است، و کسانی که به آخرت ایمان ندارند، دلهایشان انکارگر است و خود مستکبرند///معبود شما خداوند یگانه است؛ اما کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند، دلهایشان (حق را) انکار می‌کند و مستکبرند.///خداوند شما خدای یکتا است پس آنان که ایمان ندارند به آخرت دلهای ایشان است انکارکننده و ایشانند کبرورزندگان‌///معبود شما معبودی است یگانه. پس کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند دل‌هایشان انکارکننده (ی حق) است و اینان کبرجویانند. quran_en_fa Undoubtedly Allah doth know what they conceal, and what they reveal: verily He loveth not the arrogant. ثابت و یقینی است که خدا آنچه را پنهان می‌کنند و آنچه را آشکار می‌نمایند، می‌داند؛ قطعا او مستکبران را دوست ندارد.///ثابت و یقینی است که خدا آنچه را پنهان می‌کنند و آنچه را آشکار می‌نمایند، می‌داند؛ قطعا او مستکبران را دوست ندارد.///به راستى که خدا مى‌داند که چه در دل پنهان مى‌دارند و چه چیز را آشکار مى‌سازند و او متکبران را دوست ندارد.///شکى نیست که خداوند آنچه را پنهان مى‌دارند و آنچه را عیان مى‌سازند مى‌داند. بى‌تردید او گردنکشان را دوست نمى‌دارد///شک نیست که خداوند آنچه را پنهان مى‌دارند و آنچه را آشکار مى‌سازند، مى‌داند، و او گردنکشان را دوست نمى‌دارد.///بى‌گمان، آنچه را پنهان مى‌کنند و آنچه را آشکار مى‌سازند، خداوند مى‌داند. همانا او مستکبران را دوست ندارد.///محققا خدا بر کارهای باطن و ظاهر آنها آگاه است (و به کیفر اعمالشان می‌رساند) که او هرگز متکبران و گردنکشان را دوست نمی‌دارد.///حقا که خداوند آنچه پوشیده و آنچه آشکار می‌دارند، می‌داند، [و] او مستکبران را دوست ندارد///قطعا خداوند از آنچه پنهان می‌دارند و آنچه آشکار می‌سازند با خبر است؛ او مستکبران را دوست نمی‌دارد!///لاجرم خدا می‌داند آنچه را نهان کنند و آنچه را آشکار کنند همانا او دوست ندارد گردنکشان را///ناگزیر (و) بی‌گمان خدا آنچه را پنهان می‌دارند و (یا) آشکار می‌سازند می‌داند. به‌راستی او گردنکشان را دوست نمی‌دارد. quran_en_fa When it is said to them, "What is it that your Lord has revealed?" they say, "Tales of the ancients!" و هنگامی که به آنان گویند: پروردگارتان چه چیزهایی نازل کرده؟ می‌گویند: [چیزی نازل نکرده، آنچه به عنوان قرآن در دسترس مردم است، همان] افسانه‌های [دروغین] پیشینیان است!!///و هنگامی که به آنان گویند: پروردگارتان چه چیزهایی نازل کرده؟ می‌گویند: [چیزی نازل نکرده، آنچه به عنوان قرآن در دسترس مردم است، همان] افسانه‌های [دروغین] پیشینیان است!!///چون به آنها گفته شود: پروردگارتان چه چیز نازل کرده است؟ گویند: افسانه‌هاى گذشتگان.///و چون به آنها گفته شود: پروردگارتان چه نازل کرده است؟ گویند: افسانه‌هاى پیشینیان///و چون به آنان گفته شود: «پروردگارتان چه چیز نازل کرده است؟» مى‌گویند: «افسانه‌هاى پیشینیان است.»///و هرگاه به آنان گفته شد: «پروردگارتان چه نازل کرده؟» گفتند: «افسانه‌هاى پیشینیان!»///و هرگاه به این مردم (مستکبر) گفته شود که خدایتان چه فرستاده؟ گویند: این آیات همه افسانه‌های پیشینیان است.///و چون به ایشان گویند پروردگارتان چه نازل کرده است؟ گویند این افسانه‌های پیشینیان است‌///و هنگامی که به آنها گفته شود: «پروردگار شما چه نازل کرده است؟» می‌گویند: «اینها (وحی الهی نیست؛) همان افسانه‌های دروغین پیشینیان است!»///و هرگاه گفته شود به ایشان چه فرستاده است پروردگار شما گویند داستانهای باستان‌///و هنگامی که به آنان گفته شود: «پروردگارتان چه چیز نازل کرده است‌؟» گویند: «افسانه‌های پیشینیان را.» quran_en_fa Let them bear, on the Day of Judgment, their own burdens in full, and also (something) of the burdens of those without knowledge, whom they misled. Alas, how grievous the burdens they will bear! سرانجام روز قیامت بار گناهانشان را به طور کامل و بخشی از بار گناهان کسانی که از روی بی دانشی گمراهشان می‌کنند، به دوش می‌کشند. آگاه باشید! بد باری است که به دوش می‌کشند.///سرانجام روز قیامت بار گناهانشان را به طور کامل و بخشی از بار گناهان کسانی که از روی بی دانشی گمراهشان می‌کنند، به دوش می‌کشند. آگاه باشید! بد باری است که به دوش می‌کشند.///تا در روز قیامت همه بار گناه خویش و بار گناه کسانى را که به نادانى گمراهشان کرده بودند، بردارند. آگاه باش که بار بدى بر مى‌دارند.///تا روز قیامت، هم بار گناهان خود را به تمامى بردارند و هم سهمى از بار کسانى را که بدون علم گمراهشان مى‌کنند. آگاه باش که بد بارى را مى‌کشند///تا روز قیامت بار گناهان خود را تمام بردارند، و [نیز] بخشى از بار گناهان کسانى را که ندانسته آنان را گمراه مى‌کنند. آگاه باشید، چه بد بارى را مى‌کشند.///آنان باید در روز قیامت، هم، بار گناهان خود را به تمامى، به دوش کشند، و هم، بخشى از بار گناهان کسانى که بدون علم، آنان را گمراه مى‌نمایند. بدانید که چه بد بارى را برمى‌دارند!///تا آنکه آنان (در نتیجه انکار روز قیامت) بار سنگین گناه خود را کاملا با برخی از بار گناه کسانی که از جهل گمراهشان کردند به دوش نهند، (عاقلان) آگاه باشند که آن بار وزر و گناه بسیار بد عاقبت است.///تا سرانجام هم بار گناهان خودشان را به تمامی در روز قیامت بر دوش کشند و هم بخشی از بارگناهان کسانی را که از روی نادانی گمراهشان کرده‌اند، هان چه بد است آنچه بر دوش می‌کشند///آنها باید روز قیامت، (هم) بار گناهان خود را بطور کامل بر دوش کشند؛ و هم سهمی از گناهان کسانی که بخاطر جهل، گمراهشان می‌سازند! بدانید آنها بار سنگین بدی بر دوش می‌کشند!///تا بردارند بارهای خویش را تمامی روز قیامت و از گناهان آنان که گمراهشان کنند به نادانی چه زشت است آنچه گنهبار می‌شوند///تا (آنکه) روز قیامت بار گناهان خود را کاملا بردارند. و (نیز بخشی) از بار گناهان کسانی را که -بدون دانش (و بینش) - آنان را گمراه می‌کنند. هان! چه بد باری را می‌کشند. quran_en_fa Those before them did also plot (against Allah's Way): but Allah took their structures from their foundations, and the roof fell down on them from above; and the Wrath seized them from directions they did not perceive. همانا کسانی که پیش از اینان بودند [به همین صورت] نیرنگ زدند [تا حق را نابود کنند]، پس خدا بنیانشان را از پایه و اساس ویران کرد و سقف [خانه هایشان را] از بالای سرشان بر آنان فرو ریخت، و از جایی که پی نبردند، عذاب به سویشان آمد.///همانا کسانی که پیش از اینان بودند [به همین صورت] نیرنگ زدند [تا حق را نابود کنند]، پس خدا بنیانشان را از پایه و اساس ویران کرد و سقف [خانه هایشان را] از بالای سرشان بر آنان فرو ریخت، و از جایی که پی نبردند، عذاب به سویشان آمد.///پیشینیانشان حیلت ساختند. فرمان خدا در رسید و آن بنا را از پایه ویران ساخت و سقف بر سرشان فرود آمد و از سویى که نفهمیدند، عذاب آنان را فروگرفت.///همانا کسانى هم که پیش از آنها بودند مکر کردند و خدا به سراغشان آمد و از پایه‌ها بر بنیانشان زد، و سقف بر سرشان فرود آمد و عذاب از آن جا که حدس نمى‌زدند بر آنان فرا رسید///پیش از آنان کسانى بودند که مکر کردند، و [لى‌] خدا از پایه بر بنیانشان زد، درنتیجه از بالاى سرشان سقف بر آنان فرو ریخت، و از آنجا که حدس نمى‌زدند عذاب به سراغشان آمد.///همانا کسانى که قبل از ایشان بودند [نیز] مکر ورزیدند، پس قهر خداوند به سراغ پایه‌هاى بناى آنان آمد، پس سقف از بالاى سرشان بر آنان فروریخت و از آنجا که اندیشه نمى‌کردند، عذاب الهى آمد.///آن کافرانی که پیش از اینان بودند نیز (مانند اینها) مکرها (برای پامال کردن حق) اندیشیدند لیکن خدا بنای آنها را از پایه ویران کرد و سقف بر سرشان فرو ریخت و عذاب خدا از جایی که نمی‌فهمیدند آنها را فرا رسید.///کسانی هم که [بر همین شیوه و] پیش از آنان بودند، مکرورزیدند، آنگاه فرمان خداوند در رسید که بنیادشان را از پایه برانداخت و سقف از فرازشان بر آنان فرود آمد، و عذاب از جایی که اندیشه‌اش را نمی‌کردند، بر سرشان نازل شد///کسانی که قبل از ایشان بودند (نیز) از این توطئه‌ها داشتند؛ ولی خداوند به سراغ شالوده (زندگی) آنها رفت؛ و آن را از اساس ویران کرد؛ و سقف از بالا بر سرشان فرو ریخت؛ و عذاب (الهی) از آن جایی که نمی‌دانستند به سراغشان آمد!///همانا مکر کردند آنان که پیش از ایشان بودند پس واژگون ساخت خدا بنیاد ایشان را از پایه‌ها پس فرود آمد بر ایشان بام از فراز ایشان و بیامدشان عذاب از آنجا که ندانستند///پیش از آنان بی‌گمان کسانی مکر کردند. پس خدا بنیان آنان را از ریشه‌ها برکند. پس از بالای سرشان سقف بر آنان فرو ریخت. و در حالی که دقت (و بررسی) نمی‌کردند عذاب به سراغشان آمد. quran_en_fa Then, on the Day of Judgment, He will cover them with shame, and say: "Where are My 'partners' concerning whom ye used to dispute (with the godly)?" Those endued with knowledge will say: "This Day, indeed, are the Unbelievers covered with shame and misery,- آن گاه روز قیامت رسوایشان می‌کند و می‌گوید: [معبودانی که گمان می‌بردید] شریکان من [در ربوبیت هستند] که برای آنها [با پیامبران و اهل ایمان] دشمنی و ستیز می‌کردید، کجایند؟ [آنان پاسخی ندارند، ولی] کسانی که به آنان دانش و بصیرت داده شده می‌گویند: امروز رسوایی و عذاب بر کافران است.///آن گاه روز قیامت رسوایشان می‌کند و می‌گوید: [معبودانی که گمان می‌بردید] شریکان من [در ربوبیت هستند] که برای آنها [با پیامبران و اهل ایمان] دشمنی و ستیز می‌کردید، کجایند؟ [آنان پاسخی ندارند، ولی] کسانی که به آنان دانش و بصیرت داده شده می‌گویند: امروز رسوایی و عذاب بر کافران است.///آنگاه در روز قیامت رسوایشان سازد و گوید: بتانى که شریک من مى‌خواندید و بر سر آنها با یکدیگر اختلاف مى‌کردید اکنون کجایند؟ دانشمندان گویند: امروز نصیب کافران رسوایى و رنج است.///سپس روز قیامت رسوایشان سازد و گوید: کجایند آن شریکان من که در باره‌ى آنها مناقشه مى‌کردید؟ آنها که علم داده شده‌اند گویند: در حقیقت امروز رسوایى و بدبختى بر کافران است///سپس روز قیامت آنان را رسوا مى‌کند و مى‌گوید: «کجایند آن شریکان من که در باره آنها [با پیامبران‌] مخالفت مى‌کردید؟» کسانى که به آنان علم داده شده است مى‌گویند: «در حقیقت، امروز رسوایى و خوارى بر کافران است.»///سپس خداوند در روز قیامت، آنان را خوار و رسوا می‌کند و مى‌فرماید: «شریکان من که درباره‌ی آنها [با پیامبر و مؤمنان] ستیزه و مخالفت مى‌کردید، کجا هستند؟» دانشمندان گویند: «بی‌گمان امروز، ذلت و رسوایى بر کافران است!»///آن گاه روز قیامت هم آنان را خوار و ذلیل خواهد کرد و آن روز خواهد گفت: کجایند شریکان من که برای طرفداری آنها خصومت و جنگ به پا می‌کردید؟ (در آن هنگام) اهل علم و دانش اظهار کنند که امروز ذلت و خواری و عذاب به کافران اختصاص دارد.///سپس در روز قیامت آنان را خوار سازد و فرماید کجا هستند شریکان من که شما درباره آنان مناقشه می‌کردید؟ دانشوران گویند امروز خواری و عذاب نصیب کافران است‌///سپس روز قیامت خدا آنها را رسوا می‌سازد؛ و می‌گوید: «شریکانی که شما برای من ساختید، و بخاطر آنها با دیگران دشمنی می‌کردید، کجا هستند؟!» (در این هنگام،) کسانی که به آنها علم داده شده می‌گویند: «رسوایی و بدبختی، امروز بر کافران است!»///سپس روز قیامت خوارشان سازد و گوید کجایند شریکان من آنان که بودید ستیزه می‌کردید در ایشان گویند آنان که داده شدند دانش را همانا خواری در امروز و بدی است بر کافران‌///سپس روز قیامت رسواشان می‌کند و می‌گوید: «کجایند شریکان من، کسانی که در (باره‌ی) آنان (با پیامبران) جدایی (و مخالفت) می‌داشته‌اید؟» کسانی که به آنان علم داده شده گفتند: «در حقیقت امروز رسوایی و خواری بر (سر و سامان) کافران است.» quran_en_fa "(Namely) those whose lives the angels take in a state of wrong-doing to their own souls." Then would they offer submission (with the pretence), "We did no evil (knowingly)." (The angels will reply), "Nay, but verily Allah knoweth all that ye did; همانان که فرشتگان جانشان را در حالی که ستمکار بر خود بوده‌اند، می‌گیرند؛ پس [در آن موقعیت] از در تسلیم در آیند [و گویند:] ما هیچ کار بدی انجام نمی‌دادیم. [به آنان گویند: یقینا انجام می‌دادید] ومسلما خدا به آنچه همواره انجام می‌دادید، داناست.///همانان که فرشتگان جانشان را در حالی که ستمکار بر خود بوده‌اند، می‌گیرند؛ پس [در آن موقعیت] از در تسلیم در آیند [و گویند:] ما هیچ کار بدی انجام نمی‌دادیم. [به آنان گویند: یقینا انجام می‌دادید] ومسلما خدا به آنچه همواره انجام می‌دادید، داناست.///کسانى هستند که بر خود ستم روا داشته‌اند؛ چون فرشتگان جانشان را بستانند، سر تسلیم فرود آرند و گویند: ما هیچ کار بدى نمى‌کردیم. آرى، خدا از کارهایى که مى‌کردید آگاه است.///همانان که فرشتگان جانشان را در حالى که ستمگر خویشند بستانند، پس سر تسلیم فرود آرند [و گویند]: ما هیچ کارى بدى نمى‌کردیم. آرى، مسلما خدا به آنچه مى‌کردید داناست///همانان که فرشتگان جانشان را مى‌گیرند در حالى که بر خود ستمکار بوده‌اند. پس، از در تسلیم درمى‌آیند [و مى‌گویند:] «ما هیچ کار بدى نمى‌کردیم.» آرى، خدا به آنچه مى‌کردید داناست.///آن کسانى که فرشتگان جانشان را مى‌گیرند [در حالى که] به خود ستم‌کار بوده‌اند، سر تسلیم فرومی‌آورند [و به دروغ می‌گویند:] «ما هیچ­گونه کار بدى انجام نداده‌ایم!» آری! قطعا خداوند به آنچه انجام داده‌اید، آگاه است.///آنها که فرشتگان در حالی جانشان را می‌گیرند که (در دنیا) به نفس خود ستم کردند، در آن حال مرگ (اجبارا) سر تسلیم پیش دارند (و گویند) که ما ابدا کار بد نمی‌کردیم؛ چرا، خدا به هر چه می‌کردید آگاه است.///کسانی که فرشتگان جانشان را می‌گیرند و آنان بر خود ستم روا داشته‌اند، از در تسلیم درآیند [و گویند] ما هیچ بد و بیراهی نکرده‌ایم، ولی بی‌گمان خداوند به آنچه کرده‌اید، داناست‌///همانها که فرشتگان (مرگ) روحشان را می‌گیرند در حالی که به خود ظلم کرده بودند! در این موقع آنها تسلیم می‌شوند (و بدروغ می‌گویند:) ما کار بدی انجام نمی‌دادیم! آری، خداوند به آنچه انجام می‌دادید عالم است!///آنان که دریابندشان فرشتگان ستمگران بر خویشتن پس بیفکندند آشتی را که ما نکردیم بدیی نه چنین است بلکه خدا دانا است بدانچه بودید می‌کردید///کسانی که فرشتگان جان‌هاشان را بر می‌گیرند، حال آنکه که به خودشان ستمکار بودند، پس سر تسلیم فرود آوردند (و گویند:) «اما هیچ کار بدی نمی‌کرده‌ایم‌.» آری خدا به آنچه می‌کرده‌اید همواره بسی داناست. quran_en_fa "So enter the gates of Hell, to dwell therein. Thus evil indeed is the abode of the arrogant." بنابراین از درهای دوزخ وارد شوید در حالی که در آن جاودانه‌اید؛ و بد جایی است جایگاه مستکبران.///بنابراین از درهای دوزخ وارد شوید در حالی که در آن جاودانه‌اید؛ و بد جایی است جایگاه مستکبران.///از درهاى جهنم داخل شوید و تا ابد در آنجا بمانید. بد جایگاهى است جایگاه گردنکشان.///پس از درهاى دوزخ وارد شوید و در آن همیشه بمانید، و راستى بد است جایگاه متکبران///پس، از درهاى دوزخ وارد شوید و در آن همیشه بمانید، و حقا که چه بد است جایگاه متکبران.///پس، از درهاى دوزخ وارد شوید که جاودانه در آنجا خواهید ماند. و به راستى چه بد است جایگاه متکبران!///پس (فرشتگان خطاب کنند که) از هر در به دوزخ داخل شوید که در آنجا همیشه معذب خواهید بود. و جایگاه متکبران (که دوزخ است) بسیار بد منزلگاهی است.///پس، از دروازه‌های جهنم وارد شوید، و جاودانه در آن خواهید بود، و جایگاه متکبران چه بد است‌///(به آنها گفته می‌شود:) اکنون از درهای جهنم وارد شوید در حالی که جاودانه در آن خواهید بود! چه جای بدی است جایگاه مستکبران!///پس درآئید درهای دوزخ را جاودانان در آن پس چه زشت است جایگاه گردنکشان‌///پس از درب‌های دوزخ وارد شوید حال آنکه در آن‌ها ماندنی هستید. پس به‌راستی چه بد است جایگاه متکبران. quran_en_fa To the righteous (when) it is said, "What is it that your Lord has revealed?" they say, "All that is good." To those who do good, there is good in this world, and the Home of the Hereafter is even better and excellent indeed is the Home of the righteous,- و هنگامی که به پرهیزکاران گویند: پروردگارتان چه چیزی نازل کرد؟ گویند: خیر را [که قرآن هدایت‌گر است و سراسر آیاتش وحی الهی است، نازل کرد]. برای کسانی که نیکی کردند [پاداش] نیکویی در این دنیاست، وهمانا سرای آخرت بهتر است، و سرای پرهیزکاران چه نیکوست.///و هنگامی که به پرهیزکاران گویند: پروردگارتان چه چیزی نازل کرد؟ گویند: خیر را [که قرآن هدایت‌گر است و سراسر آیاتش وحی الهی است، نازل کرد]. برای کسانی که نیکی کردند [پاداش] نیکویی در این دنیاست، وهمانا سرای آخرت بهتر است، و سرای پرهیزکاران چه نیکوست.///از پرهیزگاران پرسند: پروردگار شما چه چیز نازل کرده است؟ گویند: بهترین را. به آنان که در این دنیا نیکى کنند، نیکى پاداش دهند و سراى آخرت نیکوتر از آن است و جایگاه پرهیزگاران چه جایگاه خوبى است.///و به کسانى که تقوا پیشه کردند گفته شود: پروردگارتان چه نازل کرد؟ گویند: خیر و خوبى. براى آنها که در این دنیا نیکى کردند پاداش خوبى است، و سراى آخرت حتما بهتر است، و سراى پرهیزکاران نیکوست///و به کسانى که تقوا پیشه کردند، گفته شود: «پروردگارتان چه نازل کرد؟» مى گویند: «خوبى.» براى کسانى که در این دنیا نیکى کردند [پاداش‌] نیکویى است، و قطعا سراى آخرت بهتر است، و چه نیکوست سراى پرهیزگاران:///و به پرهیزکاران گفته شد: «پروردگارتان چه نازل کرده است؟» گفتند: خیر» براى کسانى که نیکى کرده‌اند، در این دنیا نیکى است. و قطعا سراى آخرت بهتر است. و چه نیکوست سراى پرهیزکاران!///و چون به اهل تقوا گفته شود که خدای شما چه آیاتی فرستاد؟ گویند: نیکو آیاتی فرستاد. آنان که نیکوکارند هم در حیات دنیا نیکی و خوشی بینند و هم دار آخرت (آنها را) بهترین منزل است و البته خانه اهل تقوا بسیار مجلل و نیکو خواهد بود.///و به پرهیزگاران گویند پروردگارتان چه نازل کرده است؟ گویند [آنچه نازل کرده است‌] خیر است، برای نیکوکاران در این دنیا نیکی است و سرای آخرت بهتر است، و سرای پرهیزگاران چه نیکوست‌///(ولی هنگامی که) به پرهیزگاران گفته می‌شد: «پروردگار شما چه چیز نازل کرده است؟» می‌گفتند: «خیر (و سعادت)» (آری،) برای کسانی که نیکی کردند، در این دنیا نیکی است؛ و سرای آخرت از آن هم بهتر است؛ و چه خوب است سرای پرهیزگاران!///و گفته شد بدانان که پرهیزکاری کردند چه فرستاده است پروردگار شما گفتند نکو را آنان را که نکوئی کردند در این دنیا است نکوئی و همانا خانه آخرت است بهتر و چه خوب است سرای پرهیزکاران‌///و به کسانی که تقوا پیشه کردند گفته شد: «پروردگارتان چه نازل کرد؟» گفتند: «خوبی‌ای.» برای کسانی که در این دنیا نیکی‌ای کردند (زندگی) نیکویی است و بی‌گمان سرای آخرت بهتر است. و به‌راستی چه نیکوست سرای (پایانی) پرهیزگاران، quran_en_fa Gardens of Eternity which they will enter: beneath them flow (pleasant) rivers: they will have therein all that they wish: thus doth Allah reward the righteous,- [سرای پرهیزکاران] بهشت‌های جاویدانی [است] که وارد آنها می‌شوند، از زیر [درختان] آنها نهرها جاری است، در آنجا هر چه بخواهند برای آنان فراهم است؛ خدا پرهیزکاران را این گونه پاداش می‌دهد.///[سرای پرهیزکاران] بهشت‌های جاویدانی [است] که وارد آنها می‌شوند، از زیر [درختان] آنها نهرها جاری است، در آنجا هر چه بخواهند برای آنان فراهم است؛ خدا پرهیزکاران را این گونه پاداش می‌دهد.///به بهشتهاى جاویدان داخل مى‌شوند. در آن جویها روان است. هر چه بخواهند برایشان مهیاست. خدا پرهیزگاران را اینچنین پاداش مى‌دهد؛///بهشت‌هاى جاودان که در آن داخل مى‌شوند و نهرها از پاى درختانش جارى است. در آن جا هر چه بخواهند برایشان فراهم است. بدین گونه خداوند پرهیزکاران را پاداش مى‌دهد///بهشتهاى عدن که در آن داخل مى‌شوند؛ رودها از زیر [درختان‌] آنها روان است؛ در آنجا هر چه بخواهند براى آنان [فراهم‌] است. خدا این گونه پرهیزگاران را پاداش مى‌دهد.///به باغ‌هایى همیشگی داخل خواهند شد، که نهرها از زیر [درختان] آن جارى است. هر چه را بخواهند، برایشان در آنجا موجود است. خداوند این­گونه پرهیزکاران را پاداش مى‌دهد.///که باغهای بهشت عدن باشد که در زیر درختانش نهرها جاری است، متقیان در آن داخل شوند در حالی که هر چه بخواهند و میل کنند در آنجا بر ایشان حاضر است. باری این است اجر و جزایی که خدا به اهل تقوا عطا خواهد کرد.///همان بهشتهای عدن که به آن در آیند، که جویباران از فرودست آن جاری است، در آنجا هر چه خواهند برایشان هست، خداوند بدین گونه به پرهیزگاران پاداش می‌دهد///باغهایی از بهشت جاویدان است که همگی وارد آن می‌شوند؛ نهرها از زیر درختانش می‌گذرد؛ هر چه بخواهند در آنجا هست؛ خداوند پرهیزگاران را چنین پاداش می‌دهد!///بهشتهای جاودان درآیند در آنها روان است زیر آنها جویها ایشان را است در آنجا آنچه خواهند بدینسان پاداش دهد خدا به پرهیزکاران‌///باغ‌های جاودانه (که) در آنها داخل می‌شوند، حال آنکه رودها از زیر (درختان) شان روانند. در آنجا هر چه بخواهند برایشان (فراهم) است. خدا پرهیزگاران را این‌گونه پاداش می‌دهد. quran_en_fa (Namely) those whose lives the angels take in a state of purity, saying (to them), "Peace be on you; enter ye the Garden, because of (the good) which ye did (in the world)." آنان در حالی که [از آلودگی‌های عملی و اخلاقی] پاک و پاکیزه‌اند، فرشتگان جانشان را می‌گیرند، به آنان می‌گویند: سلام بر شما، [اکنون] به پاداش آنچه همواره انجام می‌دادید، به بهشت درآیید.///آنان در حالی که [از آلودگی‌های عملی و اخلاقی] پاک و پاکیزه‌اند، فرشتگان جانشان را می‌گیرند، به آنان می‌گویند: سلام بر شما، [اکنون] به پاداش آنچه همواره انجام می‌دادید، به بهشت درآیید.///آنان که چون فرشتگانشان پاک سیرت بمیرانند، مى‌گویند: سلام بر شما. به پاداش کارهایى که مى‌کرده‌اید به بهشت درآیید.///همانان که فرشتگان جانشان را در حالى که پاکیزه‌اند مى‌ستانند و مى‌گویند: سلام بر شما، به پاداش آنچه مى‌کردید به بهشت درآیید///همان کسانى که فرشتگان جانشان را -در حالى که پاکند- مى‌ستانند [و به آنان‌] مى‌گویند: «درود بر شما باد، به [پاداش‌] آنچه انجام مى‌دادید به بهشت درآیید.»///[همان] کسانى که فرشتگان [جان‌هاى] آنان را به طور کامل مى‌گیرند، در حالى که [از آلودگى‌هاى شرک و گناه] پاکند، [و به آنان] مى‌گویند: «سلام بر شما! به پاداش آنچه همواره انجام مى‌دادید، وارد بهشت شوید.»///آنان که در حال پاکیزگی (از شرک) فرشتگان قبض روحشان کنند به آنها گویند که شما به موجب اعمال نیکویی که در دنیا به جا آوردید اکنون به بهشت ابدی درآیید.///کسانی [از مؤمنان‌] که پاکند چون فرشتگان جانشان را بگیرند گویند سلام بر شما، به خاطر کار و کردارتان وارد بهشت شوید///همانها که فرشتگان (مرگ) روحشان را می‌گیرند در حالی که پاک و پاکیزه‌اند؛ به آنها می‌گویند: «سلام بر شما! وارد بهشت شوید به خاطر اعمالی که انجام می‌دادید!»///آنان که یابندشان فرشتگان پاک گویند سلام بر شما درآئید بهشت را بدانچه بودید می‌کردید///(همان) کسانی که فرشتگان جان‌هاشان را بدون کاستی - در حالی که پاکیزه‌اند- می‌گیرند (و) می‌گویند: «درودی بر شما! به (پاداش) آنچه انجام می‌داده‌اید به بهشت در آیید.» quran_en_fa Do the (ungodly) wait until the angels come to them, or there comes the Command of thy Lord (for their doom)? So did those who went before them. But Allah wronged them not: nay, they wronged their own souls. آیا [کافران و مشرکان] جز اینکه فرشتگان [قبض کننده ارواح] به سویشان آیند، یا فرمان پروردگارت [در مورد عذابشان] در رسد، انتظار می‌برند؟ کسانی هم که پیش از آنان بودند [در برابر حق] چنین کردند، و خدا [در عذاب کردنشان] به آنان ستم نورزید، بلکه آنان همواره [با مرتکب شدن انواع گناهان] به خودشان ستم می‌کردند.///آیا [کافران و مشرکان] جز اینکه فرشتگان [قبض کننده ارواح] به سویشان آیند، یا فرمان پروردگارت [در مورد عذابشان] در رسد، انتظار می‌برند؟ کسانی هم که پیش از آنان بودند [در برابر حق] چنین کردند، و خدا [در عذاب کردنشان] به آنان ستم نورزید، بلکه آنان همواره [با مرتکب شدن انواع گناهان] به خودشان ستم می‌کردند.///آیا چشم به راهند که فرشتگان نزدشان بیایند، یا فرمان پروردگارت فرا رسد؟ گروهى نیز که پیش از ایشان بودند چنین مى‌کردند و خدا به آنان ستم نکرد بلکه آنان خود به خود ستم مى‌کردند.///آیا [کافران‌] جز این انتظار دارند که فرشتگان سویشان بیایند یا فرمان [عذاب‌] پروردگارت بیاید؟ کسانى که پیش از آنها بودند نیز چنین کردند، و خداوند به آنان ستم نکرد بلکه آنها به خویشتن ستم مى‌کردند///آیا [کافران‌] جز این که فرشتگان [جان‌ستان‌] به سویشان آیند، یا فرمان پروردگارت [دایر بر عذابشان‌] دررسد، انتظارى مى‌برند؟ کسانى که پیش از آنان بودند [نیز] این گونه رفتار کردند، و خدا به ایشان ستم نکرد، بلکه آنان به خود ستم مى‌کردند.///آیا کافران جز آن که فرشتگان [مأمور قبض روح،] یا فرمان [قهر] پروردگارت به سراغشان آیند، انتظارى دارند؟ کسانى که پیش از آنان بودند نیز، چنین کردند و خداوند به آنان ظلم نکرد، ولی آنها به خودشان ستم مى‌کردند.///این کافران منکر جز آنکه فرشتگان (غضب خدا) بر سر آنها بیایند (و ترسان و لرزان شوند) یا (به هلاک آنان) حکم خدا در رسد دیگر چه انتظار می‌برند؟ منکران پیشین هم مانند اینان عمل کردند (که همه هلاک شدند) و خدا اصلا به آنها ستم نکرد بلکه آنها خود به نفس خویش ستم می‌کردند.///انتظاری جز این ندارند که فرشتگان به نزد آنان بیایند یا امر پروردگارت نازل گردد، کسانی هم که پیش از آنان بودند، به همین شیوه رفتار کردند، و خداوند به آنان ستم نکرد، بلکه خود بر خویشتن ستم کردند///آیا آنها انتظاری جز این دارند که فرشتگان (قبض ارواح) به سراغشان بیایند، یا فرمان پروردگارت (برای مجازاتشان) فرا رسد (آنگاه توبه کنند؟! ولی توبه آنها در آن زمان بی اثر است! آری،) کسانی که پیش از ایشان بودند نیز چنین کردند! خداوند به آنها ستم نکرد؛ ولی آنان به خویشتن ستم می‌نمودند!///آیا چشم به راهند جز آنکه بیایدشان فرشتگان یا بیاید امر پروردگار تو چنین کردند آنان که پیش از ایشان بودند و ستم نکرد بر ایشان خدا و لیکن بودند خویشتن را ستم می‌کردند///آیا (کافران) جز اینکه فرشتگان سویشان آیند، یا فرمان پروردگارت (بر عذابشان) در رسد، انتظاری دارند؟ کسانی که پیش از آنان بودند (نیز) این‌گونه (رفتار) کردند، و خدا به ایشان ستم نکرد، بلکه آنان به خودهاشان ستم می‌کرده‌اند. quran_en_fa But the evil results of their deeds overtook them, and that very (Wrath) at which they had scoffed hemmed them in. پس [کیفر] بدی هایی که انجام دادند به آنان رسید، و عذابی که همواره مسخره می‌کردند، بر آنان نازل شد.///پس [کیفر] بدی هایی که انجام دادند به آنان رسید، و عذابی که همواره مسخره می‌کردند، بر آنان نازل شد.///به کیفر کردار بدشان رسیدند و همان چیزهایى که به ریشخند مى‌گرفتند بر سرشان تاختن آورد.///پس کیفر بدى‌هایى که کردند به آنها رسید، و آنچه مسخره‌اش مى‌کردند گریبانشان را گرفت///پس [کیفر] بدیهایى که کردند به آنان رسید، و آنچه مسخره‌اش مى‌کردند آنان را فرا گرفت.///پس کیفر بدى‌هایى که انجام دادند، به آنان رسید. و آنچه که آنان به مسخره مى‌گرفتند، آنان را فراگرفت.///تا آنکه به کیفر اعمال زشت خود رسیدند و آن عذابی که به آن تمسخر می‌کردند آنها را احاطه کرد.///کیفر آنچه کرده بودند، گریبانگیرشان شد، و [کیفر] آنچه به ریشخند گرفته بودند، فراگیرشان شد///و سرانجام بدیهای اعمالشان به آنها رسید؛ و آنچه را (از وعده‌های عذاب) استهزا می‌کردند، بر آنان وارد شد.///پس رسید بدیشان بدیهای آنچه کردند و فرود آمد بدیشان آنچه بودند بدان استهزاء می‌کردند///پس کارهای بدشان به آنان در رسید و آنچه مسخره‌اش می‌کرده‌اند آنان را فرا (و فرو) گرفت. quran_en_fa The worshippers of false gods say: "If Allah had so willed, we should not have worshipped aught but Him - neither we nor our fathers,- nor should we have prescribed prohibitions other than His." So did those who went before them. But what is the mission of messengers but to preach the Clear Message? و کسانی که [به خدا] شرک ورزیدند [از روی جهل، و بی خردی و بدون دلیل و برهان] گفتند: اگر خدا می‌خواست نه ما و نه پدرانمان هیچ چیزی را جز او نمی‌پرستیدیم، و هیچ چیزی را بدون [حکم و فرمان] او حرام نمی‌کردیم. کسانی هم پیش از اینان بودند [در برابر حق] چنین کردند، پس آیا بر عهده پیامبران جز رساندن آشکار [پیام وحی، وظیفه‌ای] هست؟///و کسانی که [به خدا] شرک ورزیدند [از روی جهل، و بی خردی و بدون دلیل و برهان] گفتند: اگر خدا می‌خواست نه ما و نه پدرانمان هیچ چیزی را جز او نمی‌پرستیدیم، و هیچ چیزی را بدون [حکم و فرمان] او حرام نمی‌کردیم. کسانی هم پیش از اینان بودند [در برابر حق] چنین کردند، پس آیا بر عهده پیامبران جز رساندن آشکار [پیام وحی، وظیفه‌ای] هست؟///مشرکان گفتند: اگر خدا مى‌خواست، ما و پدرانمان هیچ چیز جز او را نمى‌پرستیدیم و آنچه را حرام کرده‌ایم، حرام نمى‌کردیم. مردمى هم که پیش از ایشان بودند چنین مى‌گفتند. آیا پیامبران را جز تبلیغ روشنگر وظیفه دیگرى است؟///و مشرکان گفتند: اگر خدا مى‌خواست، نه ما و نه پدرانمان هیچ چیزى را غیر از او نمى‌پرستیدیم و بى‌خواست او چیزى را حرام نمى‌کردیم. کسانى که پیش از آنها بودند نیز چنین کردند، ولى آیا پیامبران وظیفه‌اى جز ابلاغ آشکار بر عهده دارند///و کسانى که شرک ورزیدند گفتند: «اگر خدا مى‌خواست -نه ما و نه پدرانمان- هیچ چیزى را غیر از او نمى‌پرستیدیم و بدون [حکم‌] او چیزى را حرام نمى‌شمردیم.» پیش از آنان [نیز] چنین رفتار کردند، و [لى‌] آیا جز ابلاغ آشکار بر پیامبران [وظیفه‌اى‌] است؟///و کسانى که شرک ورزیدند، گفتند: «اگر خدا مى‌خواست، نه ما و نه پدرانمان، هیچ چیز را جز او نمى‌پرستیدیم. و بدون حکم او، هیچ چیزى را حرام نمى‌کردیم.» کسانى که پیش از اینان بودند نیز، این­گونه برخورد مى‌کردند، پس مگر جز ابلاغ روشن، وظیفه‌ی دیگرى بر [عهده‌ی] پیامبران است؟///و مشرکان گویند: اگر خدا می‌خواست هرگز نه ما و نه پدرانمان چیزی جز آن خدای یکتا نمی‌پرستیدیم و بی‌خواست او چیزی را حرام نمی‌کردیم. مشرکان پیش از اینان هم کردار و گفتارشان همین بود (که به در جبر و انکار عمل خویش می‌زدند) پس در این صورت آیا برای رسولان ما جز تبلیغ رسالت (و اتمام حجت) تکلیفی هست؟///و مشرکان گفتند اگر خدا می‌خواست نه ما و نه پدرانمان چیزی را جز او نمی‌پرستیدیم، و چیزی را جز به امر او حرام نمی‌کردیم، پیشینیان آنان هم به همین شیوه رفتار کردند، و آیا جز پیام‌رسانی آشکار چیزی بر عهده پیامبران است؟///مشرکان گفتند: «اگر خدا می‌خواست، نه ما و نه پدران ما، غیر او را پرستش نمی‌کردیم؛ و چیزی را بدون اجازه او حرام نمی‌ساختیم!» (آری،) کسانی که پیش از ایشان بودند نیز همین کارها را انجام دادند؛ ولی آیا پیامبران وظیفه‌ای جز ابلاغ آشکار دارند؟!///و گفتند آنان که شرک ورزیدند اگر می‌خواست خدا همانا نمی‌پرستیدیم جز از وی چیزی را نه ما و نه پدران ما و نه حرام (محترم) می‌شمردیم جز او چیزی را چنین کردند آنان که پیش از ایشان بودند پس آیا هست بر فرستادگان جز پیام آشکار///و کسانی که مشرک شدند گفتند: «اگر خدا می‌خواست - نه ما و نه پدرانمان - هیچ چیزی را غیر از او نمی‌پرستیدیم، و بدون (حکم) او چیزی را حرام نمی‌شمردیم.» پیشینیانشان (نیز) چنان رفتار کردند. پس آیا جز ابلاغ آشکارگر بر پیامبران (وظیفه‌ای) است‌؟ quran_en_fa For We assuredly sent amongst every People a messenger, (with the Command), "Serve Allah, and eschew Evil": of the People were some whom Allah guided, and some on whom error became inevitably (established). So travel through the earth, and see what was the end of those who denied (the Truth). و همانا در هر امتی پیامبری فرستادیم که [اعلام کند که] خدا را بپرستید و از [پرستش] طاغوت بپرهیزید. پس خدا گروهی از آنان را [که لیاقت نشان دادند] هدایت کرد و گروهی [دیگر را به سبب تکبر و عنادشان] گمراهی بر آنان مقرر شد. پس در زمین بگردید و با تأمل بنگرید که سرانجام تکذیب کنندگان چگونه بود.///و همانا در هر امتی پیامبری فرستادیم که [اعلام کند که] خدا را بپرستید و از [پرستش] طاغوت بپرهیزید. پس خدا گروهی از آنان را [که لیاقت نشان دادند] هدایت کرد و گروهی [دیگر را به سبب تکبر و عنادشان] گمراهی بر آنان مقرر شد. پس در زمین بگردید و با تأمل بنگرید که سرانجام تکذیب کنندگان چگونه بود.///به میان هر ملتى پیامبرى مبعوث کردیم، که خدا را بپرستید و از بت دورى جویید. بعضى را خدا هدایت کرد و بر بعضى گمراهى مقرر گشت. پس در زمین بگردید و بنگرید که عاقبت کار کسانى که پیامبران را به دروغ نسبت مى‌دادند، چگونه بوده است.///و ما در هر امتى رسولى برانگیختیم که [بگوید]: خدا را بپرستید و از طغیانگر دورى کنید. پس برخى از آنان را خدا هدایت کرد و برخى نیز سزاوار گمراهى گشتند پس در زمین بگردید و ببینید عاقبت تکذیب کنندگان چگونه بوده است///و در حقیقت، در میان هر امتى فرستاده‌اى برانگیختیم [تا بگوید:] «خدا را بپرستید و از طاغوت [=فریبگر] بپرهیزید.» پس، از ایشان کسى است که خدا [او را] هدایت کرده، و از ایشان کسى است که گمراهى بر او سزاوار است. بنابراین در زمین بگردید و ببینید فرجام تکذیب‌کنندگان چگونه بوده است.///و به راستی، ما در میان هر امتى، پیامبرى را برانگیختیم [تا به مردم بگوید] که: «خدا را بپرستید و از طاغوت دورى کنید.» پس گروهى از مردم کسانى هستند که خداوند، هدایتشان کرد، و بر بعضى از آنان، گمراهى سزاوار شد، پس در زمین بگردید، تا ببینید پایان کار تکذیب‌کنندگان چگونه بوده است؟///و همانا ما در میان هر امتی پیغمبری فرستادیم که خدای یکتا را پرستید و از بتان و فرعونان دوری کنید، پس بعضی مردم را خدا هدایت کرد و بعضی دیگر ضلالت و گمراهی بر آنان حتمی شد، اکنون در روی زمین گردش کنید تا بنگرید عاقبت آنان که (انبیاء را) تکذیب کردند به کجا رسید (و آنها چگونه هلاک ابدی شدند).///و به راستی که در میان هر امتی پیامبری برانگیختیم [تا بگویند] که خداوند را بپرستید و از طاغوت پرهیز کنید و از ایشان کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده و از ایشان کسانی هستند که سزاوار گمراهی‌اند، پس در روی زمین سیر و سفر کنید و بنگرید که سرانجام دروغ دارندگان چگونه بوده است‌///ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که: «خدای یکتا را بپرستید؛ و از طاغوت اجتناب کنید!» خداوند گروهی را هدایت کرد؛ و گروهی ضلالت و گمراهی دامانشان را گرفت؛ پس در روی زمین بگردید و ببینید عاقبت تکذیب‌کنندگان چگونه بود!///و همانا برانگیختیم در هر ملتی پیمبری را که پرستش کنید خدا را و دوری گزینید از سرکش پس از ایشان است آنکه رهبریش کرد خدا و از ایشان است آنکه فرود آمد بر او گمراهی پس بگردید در زمین و بنگرید چگونه بود فرجام تکذیب‌کنندگان‌///و بی‌چون و بی‌گمان در میان هر امتی فرستاده‌ای برانگیختیم که: «خدا را بپرستید، و از طغیانگران بپرهیزید.» پس برخی از ایشان را خدا هدایت کرد، و برخی از ایشان کسی است که گمراهی بر او به حق ثابت شد. پس در زمین بگردید پس ببینید فرجام تکذیب‌کنندگان چگونه بوده است. quran_en_fa If thou art anxious for their guidance, yet Allah guideth not such as He leaves to stray, and there is none to help them. هر چند بر هدایتشان حریص باشی [هدایت نمی‌یابند]؛ زیرا خدا کسانی را که [به سبب تکبر و عنادشان] گمراه می‌کند، هدایت نخواهد کرد، و برای آنان هیچ یاوری [که از گمراهی نجاتشان دهد] وجود ندارد.///هر چند بر هدایتشان حریص باشی [هدایت نمی‌یابند]؛ زیرا خدا کسانی را که [به سبب تکبر و عنادشان] گمراه می‌کند، هدایت نخواهد کرد، و برای آنان هیچ یاوری [که از گمراهی نجاتشان دهد] وجود ندارد.///و اگر تو به هدایت آنها حریص باشى، خدا آن را که گمراه کرده است، هدایت نمى‌کند و این گمراهان را هیچ یارى‌دهنده‌اى نیست.///اگر بر هدایت آنها اصرار ورزى، [بدان که‌] خدا کسى را که گمراه کرده [و به خودش واگذاشته‌] هدایت نمى‌کند و براى ایشان هیچ یاورى نخواهد بود///اگر [چه‌] بر هدایت آنان حرص ورزى، ولى خدا کسى را که فرو گذاشته است هدایت نمى‌کند، و براى ایشان یارى‌کنندگانى نیست.///[اى پیامبر!] اگر چه بر هدایت آنان حرص مى‌ورزى، اما [بدان که] خداوند کسى را که [به خاطر عملش] در گمراهى وانهاده، هدایت نمى‌کند. و براى آنان هیچ یاورى نیست.///(ای رسول ما) تو اگر چه بسیار حریص و مشتاق هدایت خلق هستی و لیکن (بدان که) خدا آنان را که (پس از اتمام حجت) گمراه کرده دیگر هدایت نکند و آنها را یاوری نخواهد بود.///اگر بر هدایت آنان حریص باشی [بدان‌] که خداوند کسی را که بیراه گذارد، به راه نمی‌آورد، و ایشان یاوری ندارند///هر قدر بر هدایت آنها حریص باشی، (سودی ندارد؛ چرا) که خداوند کسی را که گمراه ساخت، هدایت نمی‌کند؛ و آنها یاورانی نخواهند داشت!///اگر حریص باشی بر هدایت ایشان همانا خدا هدایت نکند آن را که گمراه می‌کند و نیست ایشان را یاورانی‌///اگر بر هدایتشان حرص می‌ورزی، پس بی‌گمان خدا کسی را که فرو می‌گذارد هدایت نمی‌کند، و برایشان هیچ یاری‌کنندگانی نیستند. quran_en_fa They swear their strongest oaths by Allah, that Allah will not raise up those who die: Nay, but it is a promise (binding) on Him in truth: but most among mankind realise it not. با سخت‌ترین سوگندهایشان به خدا سوگند یاد کردند که خدا کسانی را که می‌میرند، برنمی انگیزد!! آری، [با قدرت بی نهایتش برمی انگیزد] این وعده حقی بر عهده اوست، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند [و به علت نادانی و جهلشان انکار می‌کنند.]///با سخت‌ترین سوگندهایشان به خدا سوگند یاد کردند که خدا کسانی را که می‌میرند، برنمی انگیزد!! آری، [با قدرت بی نهایتش برمی انگیزد] این وعده حقی بر عهده اوست، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند [و به علت نادانی و جهلشان انکار می‌کنند.]///تا آنجا که مى‌توانستند به خدا قسم خوردند، که خدا کسانى را که مى‌میرند به رستاخیز زنده نمى‌کند. آرى این وعده‌اى است که انجام دادن آن بر عهده اوست، ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///و به خدا قسم خوردند، قسم‌هاى مؤکد که هر کس بمیرد خدا زنده‌اش نمى‌کند. چرا [زنده مى‌کند] و این وعده‌ى حقى است که بر عهده‌ى اوست ولى بیشتر مردم نمى‌دانند///و با سخت‌ترین سوگندهایشان بخدا سوگند یاد کردند که خدا کسى را که مى‌میرد بر نخواهد انگیخت. آرى، [انجام‌] این وعده بر او حق است، لیکن بیشتر مردم نمى‌دانند.///و با سخت‌ترین سوگندشان، به خدا قسم خوردند که هر کس مى‌میرد، خداوند او را برنخواهد انگیخت. آرى! [رستاخیز مردگان] وعده‌ی حقى است بر خداوند، اما بیشتر مردم نمى‌دانند.///و کافران با مبالغه و تأکید کامل به خدا قسم یاد می‌کنند که هرگز کسی که مرد خدا او را زنده نخواهد کرد (و قیامتی وجود نخواهد داشت) چرا، البته قیامت وعده حتمی خداست و لیکن اکثر مردم از آن آگاه نیستند.///و سخت‌ترین سوگندهایشان را به نام خدا می‌خوردند که خداوند کسانی را که مرده‌اند، از نو زنده نخواهد کرد، آری [خواهد کرد]، این است وعده‌ای که به حق بر عهده اوست، ولی بیشترینه مردم نمی‌دانند///آنها سوگندهای شدید به خدا یاد کردند که: «هرگز خداوند کسی را که می‌میرد، برنمی‌انگیزد!» آری، این وعده قطعی خداست (که همه مردگان را برای جزا بازمی‌گرداند)؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند!///و سوگند آوردند به خدا سخت‌ترین سوگندهای خویش که نیانگیزد خدا آن را که می‌میرد نه چنین است بلکه وعده‌ای است بر او حق و لیکن بیشتر مردم نمی‌دانند///و با پربارترین سوگندهایشان به خدا سوگند یاد کردند که «خدا کسی را که می‌میرد بر نخواهد انگیخت.» آری، این وعده (ی انگیختن) بر او حقی است (ربانی)، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند. quran_en_fa (They must be raised up), in order that He may manifest to them the truth of that wherein they differ, and that the rejecters of Truth may realise that they had indeed (surrendered to) Falsehood. [یقینا مردگان را زنده می‌کند] تا حقایقی را که در آن اختلاف می‌کنند، برای آنان روشن سازد. و تا کافران بدانند که همواره [در انکارشان نسبت به زنده شدن مردگان] دروغ می‌گفتند.///[یقینا مردگان را زنده می‌کند] تا حقایقی را که در آن اختلاف می‌کنند، برای آنان روشن سازد. و تا کافران بدانند که همواره [در انکارشان نسبت به زنده شدن مردگان] دروغ می‌گفتند.///تا آنجا را در آن اختلاف مى‌کردند برایشان آشکار کند و کافران بدانند که دروغ مى‌گفته‌اند.///تا آنچه را در مورد آن اختلاف دارند برایشان روشن سازد، و تا کافران بدانند که دروغگو بوده‌اند///تا [خدا] آنچه را در [مورد] آن اختلاف دارند، براى آنان توضیح دهد، و تا کسانى که کافر شده‌اند، بدانند که آنها خود دروغ مى‌گفته‌اند.///[رستاخیز] براى آن است که [خداوند] چیزى را که مردم در آن اختلاف مى‌کنند، روشن سازد. و کسانى که کفر ورزیدند، بدانند که آنها خود دروغگو بودند، [نه پیامبران].///تا (در آن روز محشر) آنچه را که در آن اختلاف می‌کنند آشکار و مبین گرداند و تا کافران کاملا به دروغ و اندیشه غلط خود آگاه شوند.///تا سرانجام برای آنان [حقیقت‌] آنچه را اختلاف دارند روشن سازد و تا کافران بدانند که دروغگو بوده‌اند///هدف این است که آنچه را در آن اختلاف داشتند، برای آنها روشن سازد؛ و کسانی که منکر شدند، بدانند دروغ می‌گفتند!///تا بیان کند برای ایشان آنچه را که اختلاف می‌کنند در آن و تا بدانند آنان که کفر ورزیدند که بودند ایشان دروغگویان‌///تا (خدا) آنچه را در آن اختلاف می‌کنند، برایشان توضیح دهد و تا کسانی که کافر شدند، بدانند که آنان بی‌گمان دروغگویان بوده‌اند. quran_en_fa For to anything which We have willed, We but say the word, "Be", and it is. [زنده کردن مردگان برای ما دشوار نیست] فرمان ما درباره چیزی چون [به وجود آمدنش را] اراده کنیم، فقط این است که به آن می‌گوییم: باش، پس [بی درنگ] موجود می‌شود.///[زنده کردن مردگان برای ما دشوار نیست] فرمان ما درباره چیزی چون [به وجود آمدنش را] اراده کنیم، فقط این است که به آن می‌گوییم: باش، پس [بی درنگ] موجود می‌شود.///فرمان ما به هر چیزى که اراده‌اش را بکنیم، این است که مى‌گوییم؛ موجود شو؛ و موجود مى‌شود.///همانا سخن ما به چیزى که آن را خواسته باشیم این است که به آن بگوییم: باش، پس مى‌باشد///ما وقتى چیزى را اراده کنیم، همین قدر به آن مى‌گوییم: «باش»، بى‌درنگ موجود مى‌شود.///[زنده کردن مردگان براى ما دشوار نیست‌؛ زیرا] فرمان ما درباره چیزى، چون اراده کنیم، تنها این است که مى‌گوییم: باش، پس [بى‌درنگ‌] خواهد بود.///ما به امر نافذ خود هر چه را اراده کنیم همین که گوییم موجود باش، همان لحظه موجود خواهد شد.///سخن ما درباره چیزی که اراده‌اش را کرده‌ایم فقط این است که به آن می‌گوییم موجود شو، و بی‌درنگ موجود می‌شود///(رستاخیز مردگان برای ما مشکل نیست؛ زیرا) وقتی چیزی را اراده می‌کنیم، فقط به آن می‌گوییم: «موجود باش!» بلافاصله موجود می‌شود.///نیست گفتار ما برای چیزی گاهی که بخواهیمش جز آنکه گوئیمش بشو پس می‌شود///ما وقتی چیزی را اراده کنیم تنها بدان می‌گوییم: «شو»، پس (بی‌درنگ) می‌شود. quran_en_fa To those who leave their homes in the cause of Allah, after suffering oppression,- We will assuredly give a goodly home in this world; but truly the reward of the Hereafter will be greater. If they only realised (this)! و آنان که پس از ستم دیدنشان برای به دست آوردن خشنودی خدا هجرت کردند، یقینا آنان را در این دنیا در جایگاه و مکانی نیکو جای دهیم، و قطعا پاداش آخرت بهتر و برتر است، اگر می‌دانستند [که دارای چه کمیت و کیفیتی است.]///و آنان که پس از ستم دیدنشان برای به دست آوردن خشنودی خدا هجرت کردند، یقینا آنان را در این دنیا در جایگاه و مکانی نیکو جای دهیم، و قطعا پاداش آخرت بهتر و برتر است، اگر می‌دانستند [که دارای چه کمیت و کیفیتی است.]///به آنان که مورد ستم واقع شدند و در راه خدا مهاجرت کردند در این جهان جایگاهى نیکو مى‌دهیم. و اگر بدانند اجر آخرت بزرگ‌تر است؛///و کسانى که پس از ستمدیدگى، به خاطر خدا مهاجرت کردند بى‌تردید آنان را در دنیا جاى نیکویى مى‌دهیم و بى‌شک پاداش آخرت بزرگ‌تر است اگر مى‌دانستند///و کسانى که پس از ستمدیدگى، در راه خدا هجرت کرده‌اند، در این دنیا جاى نیکویى به آنان مى‌دهیم، و اگر بدانند، قطعا پاداش آخرت بزرگتر خواهد بود.///و کسانى که پس از آن که ستم دیدند، در راه خدا هجرت کردند، بی‌شک ما در همین دنیا، جایگاه نیکویى به آنان خواهیم داد. و اگر مى‌دانستند، پاداش آخرت بزرگ‌تر است.///و آنان که در راه خدا مهاجرت کردند پس از آنکه ستمها (در وطن خود از کافران) کشیدند ما در دنیا به آنها جایگاه آسایش و نیکو می‌دهیم در صورتی که اگر بدانند اجری که در آخرت به آنها عطا خواهیم کرد بزرگتر (و بسیار بهتر و نیکوتر) است.///و کسانی که پس از ستم دیدنشان، در راه خدا هجرت کرده‌اند، در دنیا، [در سرا و سرزمین‌] نیکویی جایشان می‌دهیم و اگر بدانند بی‌گمان پاداش اخروی بزرگتر است‌///آنها که پس از ستم دیدن در راه خدا، هجرت کردند، در این دنیا جایگاه (و مقام) خوبی به آنها می‌دهیم؛ و پاداش آخرت، از آن هم بزرگتر است اگر می‌دانستند!///و آنان که هجرت کردند در راه خدا پس از آنکه ستم شدند البته جایشان دهیم در دنیا جایگاهی نکو و هر آینه پاداش آخرت است بزرگتر اگر باشند که بدانند///و کسانی که پس از ستمدیدگی‌شان در (راه) خدا هجرت کردند، همواره در این دنیا جای نیکویی به آنان می‌دهیم، و اگر می‌دانسته‌اند پاداش آخرت بس بزرگ‌تر است؛ quran_en_fa (They are) those who persevere in patience, and put their trust on their Lord. همانان که [در برابر مصایب، وحوادث و آزار دیدن از دیگران] صبر کردند و فقط بر پروردگارشان توکل می‌کنند.///همانان که [در برابر مصایب، وحوادث و آزار دیدن از دیگران] صبر کردند و فقط بر پروردگارشان توکل می‌کنند.///آنان که صبر پیشه کردند و بر پروردگارشان توکل مى‌کنند.///همانان که صبورى کردند و بر خداى خویش توکل مى‌کنند///همانان که صبر نمودند و بر پروردگارشان توکل مى‌کنند.///کسانى که صبر کردند، و بر پروردگارشان توکل مى‌نمایند.///(این اجر بزرگ در دنیا و عقبی به) آن کسانی (عطا می‌شود) که (در راه دین) صبر کردند و بر خدای خود در کارها توکل می‌نمایند.///همانان که شکیبایی‌ورزیده و بر پروردگارشان توکل کرده‌اند///آنها کسانی هستند که صبر و استقامت پیشه کردند، و تنها بر پروردگارشان توکل می‌کنند.///آنان که شکیبا شدند و بر پروردگار خویش توکل کنند///کسانی که صبر کردند و تنها بر پروردگارشان توکل می‌کنند. quran_en_fa And before thee also the messengers We sent were but men, to whom We granted inspiration: if ye realise this not, ask of those who possess the Message. و پیش از تو جز مردانی که به آنان وحی می‌کردیم، نفرستادیم. اگر [این حقیقت را] نمی‌دانید [که پیامبران از جنس بشر بودند] از اهل دانش و اطلاع بپرسید [تا دیگر نگویید که چرا فرشته‌ای به رسالت نازل نشده است؟!]///و پیش از تو جز مردانی که به آنان وحی می‌کردیم، نفرستادیم. اگر [این حقیقت را] نمی‌دانید [که پیامبران از جنس بشر بودند] از اهل دانش و اطلاع بپرسید [تا دیگر نگویید که چرا فرشته‌ای به رسالت نازل نشده است؟!]///اگر خود نمى‌دانید، از اهل کتاب بپرسید که ما، پیش از تو، به رسالت نفرستادیم مگر مردانى را که به آنها وحى مى‌فرستادیم؛///و پیش از تو نفرستادیم جز مردانى را که به ایشان وحى مى‌کردیم، پس اگر نمى‌دانید از اهل ذکر (و آگاهان) بپرسید///و پیش از تو [هم‌] جز مردانى که بدیشان وحى مى‌کردیم گسیل نداشتیم. پس اگر نمى‌دانید، از پژوهندگان کتابهاى آسمانى جویا شوید،///و ما قبل از تو نیز، جز مردانى که به آنها وحى مى‌کردیم، نفرستادیم. [به آنها از آمدن تو تعجب مى‌کنند. بگو:] «اگر نمى‌دانید، از اهل ذکر بپرسید.»///و ما پیش از تو غیر رجال مؤید به وحی خود کسی را به رسالت نفرستادیم، پس اگر نمی‌دانید از اهل ذکر (یعنی علما و دانشمندان هر امت) سؤال کنید.///و ما پیش از تو جز مردانی که به آنان وحی می‌کردیم، نفرستاده‌ایم، پس اگر نمی‌دانید از پژوهندگان کتابهای آسمانی بپرسید///و پیش از تو، جز مردانی که به آنها وحی می‌کردیم، نفرستادیم! اگر نمی‌دانید، از آگاهان بپرسید (تا تعجب نکنید از اینکه پیامبر اسلام از میان همین مردان برانگیخته شده است)!///و نفرستادیم پیش از تو مگر مردانی را که وحی می‌فرستادیم بدیشان پس بپرسید اهل کتاب را اگر شما نمی‌دانید///و (اما) پیش از تو جز مردانی که بدیشان وحی می‌کنیم گسیل نداشتیم. پس اگر دانسته‌اید، از یادآورندگان [: پژوهندگان کتاب‌های آسمانی] جویا شوید. quran_en_fa (We sent them) with Clear Signs and Books of dark prophecies; and We have sent down unto thee (also) the Message; that thou mayest explain clearly to men what is sent for them, and that they may give thought. [همه پیامبران را] با دلایل روشن و کتاب‌های آسمانی [فرستادیم]، و قرآن را [هم] به سوی تو نازل کردیم به خاطر اینکه برای مردم آنچه را که برای [هدایتشان] به سویشان نازل شده بیان کنی و برای اینکه [در پیامبری تو و آنچه را به حق نازل شده] بیندیشند.///[همه پیامبران را] با دلایل روشن و کتاب‌های آسمانی [فرستادیم]، و قرآن را [هم] به سوی تو نازل کردیم به خاطر اینکه برای مردم آنچه را که برای [هدایتشان] به سویشان نازل شده بیان کنی و برای اینکه [در پیامبری تو و آنچه را به حق نازل شده] بیندیشند.///همراه با دلایل روشن و کتابها و بر تو نیز قرآن را نازل کردیم تا آنچه را براى مردم نازل شده است برایشان بیان کنى و باشد که بیندیشند.///[آنها را] با حجت‌ها و کتاب‌ها [فرستادیم‌] و این قرآن را به سوى تو فرستادیم تا براى مردم آنچه را که به سویشان نازل شده است بیان کنى و امید که بیندیشند/// [زیرا آنان را] با دلایل آشکار و نوشته‌ها [فرستادیم‌]، و این قرآن را به سوى تو فرود آوردیم، تا براى مردم آنچه را به سوى ایشان نازل شده است توضیح دهى، و امید که آنان بیندیشند.///[ما پیامبران پیش از تو را] همراه با معجزات و کتب [آسمانى فرستادیم] و به سوى تو ذکر [یعنی قرآن] را فروفرستادیم، تا براى مردم آنچه را که به سویشان نازل شده، روشن بیان کنى. و شاید بیندیشند.///(ما هر رسولی را) با معجزات و کتب و آیات وحی فرستادیم و بر تو این ذکر (یعنی قرآن) را نازل کردیم تا برای مردم آنچه را که به آنان فرستاده شده بیان کنی و برای آنکه عقل و فکرت کار بندند.///[و آنان را] همراه با پدیده‌های شگرف و کتابهای آسمانی [فرستادیم‌]، و بر تو قرآن را نازل کردیم، تا برای مردم آنچه بر ایشان نازل شده است، روشن کنی و باشد که اندیشه کنند///(از آنها بپرسید که) از دلایل روشن و کتب (پیامبران پیشین آگاهند!) و ما این ذکر [= قرآن‌] را بر تو نازل کردیم، تا آنچه به سوی مردم نازل شده است برای آنها روشن سازی؛ و شاید اندیشه کنند!///با نشانیها و نامه‌ها و فرستادیم بسوی تو نامه را تا بیان کنی برای مردم آنچه را فرستاده شده است بسوی ایشان و شاید بیاندیشند///(و این جویایی) با نشانه‌های آشکار و نوشته‌ها (ی وحیانی است)، و این ذکر [: قرآن] را فرا سویت فرود آوردیم تا برای مردمان آنچه را سویشان نازل شده است تبیین کنی. و شاید آنان بیندیشند. quran_en_fa Do then those who devise evil (plots) feel secure that Allah will not cause the earth to swallow them up, or that the Wrath will not seize them from directions they little perceive?- پس آیا کسانی که [بر ضد قرآن و پیامبر] نیرنگ‌های زشت به کار گرفتند، ایمنند از اینکه خدا آنان را در زمین فرو برد یا از جایی که پی نبرند، عذاب به سویشان آید؟///پس آیا کسانی که [بر ضد قرآن و پیامبر] نیرنگ‌های زشت به کار گرفتند، ایمنند از اینکه خدا آنان را در زمین فرو برد یا از جایی که پی نبرند، عذاب به سویشان آید؟///آیا آنان که مرتکب بدیها مى‌شوند، مگر ایمنند از اینکه زمین به فرمان خدا آنها را فرو برد یا عذاب از جایى که نمى‌دانند بر سرشان فرود آید؟///پس آیا کسانى که نقشه‌هاى بد کشیدند ایمن شده‌اند از این که خدا آنها را در زمین فرو برد یا عذاب از جایى که نمى‌فهمند سراغشان بیاید؟///آیا کسانى که تدبیرهاى بد مى‌اندیشند، ایمن شدند از اینکه خدا آنان را در زمین فرو ببرد، یا از جایى که حدس نمى‌زنند عذاب برایشان بیاید؟///آیا کسانى که بدى‌ها را با حیله و نیرنگ انجام دادند، در امانند از این که خداوند آنان را در زمین فروبرد؟ یا از جایى که پیش‌بینى و اندیشه نمى‌کنند، عذاب الهى به سراغشان آید؟///آنان که بر کردار زشت خود مکرها می‌اندیشند آیا از این بلا ایمنند که خدا ناگاه همه را به زمین فرو برد یا از جایی که پی نبرند عذابی به آنان رسد؟///آیا کسانی که بدسگالی کرده‌اند ایمن‌اند از اینکه خداوند ایشان را [ناگهان‌] به زمین فرو برد، یا از جایی که اندیشه‌اش را نمی‌کنند، عذاب بر سرشان فرود آید؟///آیا توطئه‌گران از این ایمن گشتند که ممکن است خدا آنها را در زمین فروبرد، و یا مجازات (الهی)، از آن جا که انتظارش را ندارند، به سراغشان آید؟! …///آیا ایمن شدند آنان که مکر کردند بدیها را که فروبردشان زمین یا بیایدشان عذاب از جائی که نمی‌دانند///پس آیا کسانی که بدی‌ها را دسیسه کردند ایمن شدند از اینکه خدا به سبب نافرمانیشان) زمین را بشکافد، یا از جایی که حدس نمی‌زنند عذاب برایشان بیاید؟ quran_en_fa Or that He may not call them to account in the midst of their goings to and fro, without a chance of their frustrating Him?- یا [ایمنند از اینکه] آنان را [در حالی که برای داد و ستد، زراعت و تجارت] در رفت و آمدند، گرفتار [عذاب] سازد؟ اینان عاجز کننده [خدا] نیستند [تا بتوانند از دسترس قدرت او بیرون روند.]///یا [ایمنند از اینکه] آنان را [در حالی که برای داد و ستد، زراعت و تجارت] در رفت و آمدند، گرفتار [عذاب] سازد؟ اینان عاجز کننده [خدا] نیستند [تا بتوانند از دسترس قدرت او بیرون روند.]///یا به هنگام آمدوشد فروگیردشان، چنان که نتوانند بگریزند؟///یا هنگام [توطئه و] مشغولیتشان که کارى نتوانند بکنند گریبانشان را بگیرد///یا در حال رفت و آمدشان [گریبان‌] آنان را بگیرد، و کارى از دستشان برنیاید؟///یا [قهر الهى] در حین تلاش و کوششان، ناگهان آنان را بگیرد، پس نتوانند آن عذاب را خنثى و عاجز نمایند؟///یا آنکه در سفر که سرگرم رفت و آمدند ناگاه به مؤاخذه سخت بگیرد؟ و آنان البته (بر قدرت حق) غالب نتوانند شد.///یا [خداوند] در [گرماگرم‌] گشت و گذارشان فروگیردشان و گزیر و گریزی ندارند///یا به هنگامی (که برای کسب مال و ثروت افزونتر) در رفت و آمدند، دامانشان را بگیرد در حالی که قادر به فرار نیستند؟! …///یا بگیردشان در گردش (رفت و شد) ایشان پس نباشند به عجزآورندگان‌///یا در حال جابه‌جا شدنشان (گریبان) آنان را بگیرد. پس آنان ناتوان کنند‌گان (خدا) نیستند. quran_en_fa Or that He may not call them to account by a process of slow wastage - for thy Lord is indeed full of kindness and mercy. یا [ایمنند از اینکه] آنان را بر [پایه] ترس و بیم [و هشدارهای پی در پی به عذاب] بگیردشان؟ یقینا پروردگارتان رؤوف و بسیار مهربان است.///یا [ایمنند از اینکه] آنان را بر [پایه] ترس و بیم [و هشدارهای پی در پی به عذاب] بگیردشان؟ یقینا پروردگارتان رؤوف و بسیار مهربان است.///یا از آنان یکان‌یکان بکاهد؟ هرآینه پروردگارتان رئوف و مهربان است.///یا این که آنها را به تدریج و در حال خوف [از آمدن بلا] بگیرد [که در آن مهلت توبه هست‌] چرا که خداى شما رئوف و مهربان است///یا آنان را در حالى که وحشت‌زده‌اند فرو گیرد؟ همانا پروردگار شما رئوف و مهربان است.///یا آن که در حال دلهره، آنان را بگیرد. البته پروردگار شما رئوف و مهربان است.///یا آنکه دایم آنها را به حال ترس بگیرد (خدا که این زشتکاران را به این انواع بلاها گرفتار نکرد بدین جهت است) که پروردگار شما بسیار مشفق و مهربان است.///یا ایشان را در عین ترس و لرز فرو گیرد، [پس‌] پروردگارتان رئوف و مهربان است‌///یا بطور تدریجی، با هشدارهای خوف‌انگیز آنان را گرفتار سازد؟! چرا که پروردگار شما، رؤوف و رحیم است.///یا بگیردشان بر بیمناکی (یا آهسته و اندک‌اندک) همانا پروردگار تو است نوازنده مهربان‌///یا آنان را در حالی که بس وحشت‌زده‌اند فرو گیرد؟ پس همانا پروردگارتان مهربان رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa Do they not look at Allah's creation, (even) among (inanimate) things,- How their (very) shadows turn round, from the right and the left, prostrating themselves to Allah, and that in the humblest manner? آیا به سوی آنچه خدا آفریده ننگریستند که سایه‌های آنان در حالی که فروتنانه برای خدا سجده می‌کنند، از راست و چپ برمی گردد؟///آیا به سوی آنچه خدا آفریده ننگریستند که سایه‌های آنان در حالی که فروتنانه برای خدا سجده می‌کنند، از راست و چپ برمی گردد؟///آیا به چیزهایى که خدا آفریده است نمى‌نگرند که براى سجده به درگاه او سایه‌هایشان از راست و چپ حرکت دارند و در برابر او خاشعند؟///آیا چیزهایى را که خدا آفریده ندیدند که چگونه سایه‌هایشان از راست و چپ مى‌گردد و فروتنانه براى خدا سجده مى‌آورند و تخلف نمى‌کنند///آیا به چیزهایى که خدا آفریده است، ننگریسته‌اند که [چگونه‌] سایه‌هایشان از راست و [از جوانب‌] چپ مى‌گردد، و براى خدا در حال فروتنى سر بر خاک مى‌سایند؟///آیا چیزهایى را که خداوند آفریده، ندیده‌اند؟ که چگونه از راست و چپ سایه‌هایشان مى‌گسترد و در حال سجده، فروتنانه خضوع دارند.///آیا چشم نگشودند تا ببینند که هر موجودی که خدا آفریده چگونه آثار وجودی و سایه‌های آن به هر جانب از راست و چپ (مستقیم یا غیر مستقیم) روانه می‌شود و همه به سجده خدا با کمال فروتنی مشغولند؟///آیا در آنچه خداوند آفریده است نمی‌نگرند که سایه‌هایشان از راست و چپ می‌گسترد و فروتنانه به درگاه خداوند سجده می‌کنند؟///آیا آنها مخلوقات خدا را ندیدند که سایه‌هایشان از راست و چپ حرکت دارند، و با خضوع برای خدا سجده می‌کنند؟!///آیا ننگریستند بدانچه بیافرید خدا از چیزی که سایه‌افکن گردد سایه‌های آن از راست و چپ سجده‌کنان برای خدا حالی که آنانند فروتنان‌///آیا و فراسوی چیزهایی که خدا آفریده است، ننگریسته‌اند که (چگونه) سایه‌هایشان از (جانب) راست و (از جوانب) چپ‌ها (شان) خوار و بی‌مقدار برای خدا سجده‌کنانند؟ quran_en_fa And to Allah doth obeisance all that is in the heavens and on earth, whether moving (living) creatures or the angels: for none are arrogant (before their Lord). و آنچه در آسمان‌ها و زمین از جنبندگان و فرشتگان وجود دارد، فقط برای خدا سجده می‌کنند و تکبر و سرکشی نمی‌ورزند.///و آنچه در آسمان‌ها و زمین از جنبندگان و فرشتگان وجود دارد، فقط برای خدا سجده می‌کنند و تکبر و سرکشی نمی‌ورزند.///هر چه در آسمانها و زمین است از جنبندگان و فرشتگان خدا را سجده مى‌کنند و تکبر نمى‌ورزند.///[نه تنها سایه‌ها بلکه‌] هر چه در آسمان‌ها و هر چه در زمین از جنبندگان و فرشتگان است همه خدا را سجده مى‌کنند و تکبر نمى‌ورزند///و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین از جنبندگان و فرشتگان است، براى خدا سجده مى‌کنند و تکبر نمى‌ورزند.///و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، از جنبنده و فرشتگان، تنها براى خداوند سجده مى‌کنند و تکبر و سرپیچى نمى‌کنند.///و هر چه در آسمانها و زمین است از جنبندگان و نیز فرشتگان همه بی‌هیچ تکبر به سجده و عبادت خدا مشغولند.///هر آن جنبنده‌ای که در آسمانها و آنچه در زمین است، و فرشتگان به درگاه خدا سجده می‌برند و گردنکشی نمی‌کنند///(نه تنها سایه‌ها، بلکه) تمام آنچه در آسمانها و زمین از جنبندگان وجود دارد، و همچنین فرشتگان، برای خدا سجده می‌کنند و تکبر نمی‌ورزند.///و برای خدا سجده کنند آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از جنبنده فرشتگان و ایشان سرنپیچند///و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین از جنبندگان و فرشتگان است، برای خدا سجده می‌کنند حال آنکه تکبر نمی‌ورزند. quran_en_fa They all revere their Lord, high above them, and they do all that they are commanded. از پروردگارشان که بر فراز آنان است، می‌ترسند، و آنچه را به آن مأمور می‌شوند، انجام می‌دهند.///از پروردگارشان که بر فراز آنان است، می‌ترسند، و آنچه را به آن مأمور می‌شوند، انجام می‌دهند.///از پروردگارشان که فراز آنهاست مى‌ترسند و به هر چه مأمور شده‌اند همان مى‌کنند.///از پروردگارشان که بر آنها سیطره دارد مى‌ترسند و هر چه دستور مى‌یابند همان مى‌کنند///از پروردگارشان که حاکم بر آنهاست مى‌ترسند و آنچه را مأمورند انجام مى‌دهند.///و از پروردگارشان که حاکم بر آنهاست، مى‌ترسند و آنچه را که به آنان فرمان داده شده، انجام مى‌دهند.///و از قهر خدا که فوق همه آنهاست می‌ترسند و هر چه مأمورند اطاعت می‌کنند.///از پروردگارشان، که بر آنان محیط است، می‌ترسند و آنچه دستور یافته‌اند، انجام می‌دهند///آنها (تنها) از (مخالفت) پروردگارشان، که حاکم بر آنهاست، می‌ترسند؛ و آنچه را مأموریت دارند انجام می‌دهند.///بترسند پروردگار خویش را از فراز خویش و کنند آنچه فرمان داده شوند///از پروردگارشان - که (به گونه‌ای مطلق) فوق آنهاست- می‌هراسند و آنچه را مأمورند انجام می‌دهند. quran_en_fa Allah has said: "Take not (for worship) two gods: for He is just One Allah: then fear Me (and Me alone)." و [فرمان قاطعانه] خدا [ست که] فرمود: دو معبود انتخاب نکنید [که این انتخابی خلاف حقیقت است]؛ جز این نیست که او معبودی یگانه است؛ پس تنها از من بترسید.///و [فرمان قاطعانه] خدا [ست که] فرمود: دو معبود انتخاب نکنید [که این انتخابی خلاف حقیقت است]؛ جز این نیست که او معبودی یگانه است؛ پس تنها از من بترسید.///خدا گفت: دو خدا را مپرستید و جز این نیست که اوست خداى یکتا. پس، از من بترسید.///و خدا فرمود: دو معبود براى خود نگیرید. جز این نیست که [معبود شما] همان خداى یگانه است، پس تنها از من بترسید///و خدا فرمود: «دو معبود براى خود مگیرید. جز این نیست که او خدایى یگانه است. پس تنها از من بترسید.»///و خداوند فرمود: «دو معبود نگیرید. معبود همان خداى یکتاست، پس تنها از من بترسید.»///و خدای یکتای عالم فرموده که به راه شرک و دو خدایی نروید، که خدا یکی است پس تنها از من بترسید و بس.///و خداوند فرمود قائل به دو خدا مباشید، جز این نیست که او خدای یگانه است، پس از من پروا کنید///خداوند فرمان داده: «دو معبود (برای خود) انتخاب نکنید؛ معبود (شما) همان خدای یگانه است؛ تنها از (کیفر) من بترسید!»///و گفت خدا نگیرید خدایانی دوگانه جز این نیست که او است خداوند یگانه پس مرا بترسید///و خدا فرمود: «دو معبود (برای خود) بر مگیرید» - تنها او خدایی یگانه است - «پس تنها از من، (همین) من بهراسید.» quran_en_fa To Him belongs whatever is in the heavens and on earth, and to Him is duty due always: then will ye fear other than Allah? آنچه در آسمان‌ها و زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست، و نیز دین ثابت و پایدار مخصوص اوست؛ آیا از غیر او پروا می‌کنید؟!///آنچه در آسمان‌ها و زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست، و نیز دین ثابت و پایدار مخصوص اوست؛ آیا از غیر او پروا می‌کنید؟!///هر چه در آسمانها و زمین است از آن اوست و پرستش خاص اوست. آیا از غیر خدا مى‌ترسید؟///و آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آن اوست، و دین و بندگى نیز همیشه براى اوست، پس آیا از غیر خدا مى‌ترسید///و آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست، و آیین پایدار [نیز] از آن اوست. پس آیا از غیر خدا پروا دارید؟///و آنچه در آسمان‌ها و زمین است، از آن اوست. و پرستش و فرمان‌بردارى پیوسته براى اوست، پس آیا از غیر خداوند پروا مى‌کنید؟///و هر چه در آسمانها و زمین است همه ملک خداست و دین و اطاعت همیشه مخصوص اوست، آیا شما بندگان از کسی غیر از خدای مقتدر می‌ترسید؟///و آنچه در آسمانها و زمین است، از آن اوست، و دین پایدار از آن اوست، آیا از غیر خداوند پروا دارید؟///آنچه در آسمانها و زمین است، از آن اوست؛ و دین خالص (نیز) همواره از آن او می‌باشد؛ آیا از غیر او می‌ترسید؟!///و برای او است آنچه در آسمانها و زمین است و برای او است دین پیوسته پس آیا جز خدای را می‌پرهیزید///و آنچه در آسمان‌ها و زمین است از اوست، و طاعت پایدار خالصانه (نیز) از آن اوست. پس آیا از غیر خدا پروا می‌دارید؟ quran_en_fa And ye have no good thing but is from Allah: and moreover, when ye are touched by distress, unto Him ye cry with groans; و آنچه از نعمت‌ها در دسترس شماست از خداست، آن گاه چون آسیبی [مانند سلب نعمت] به شما رسد، ناله و فریادتان را به التماس و زاری به درگاه او بلند می‌کنید.///و آنچه از نعمت‌ها در دسترس شماست از خداست، آن گاه چون آسیبی [مانند سلب نعمت] به شما رسد، ناله و فریادتان را به التماس و زاری به درگاه او بلند می‌کنید.///هر نعمتى که شما راست از جانب خداوند است و چون محنتى به شما رسد به پیشگاه او زارى مى‌کنید.///و هر چه نعمت دارید از جانب خداست، و آن‌گاه وقتى که محنتى به شما رسد به درگاه او لابه و زارى مى‌کنید///و هر نعمتى که دارید از خداست، سپس چون آسیبى به شما رسد به سوى او روى مى آورید [و مى‌نالید].///و هر نعمتى دارید، از خداوند است. [و] هرگاه نگرانى و بلا به شما برسد، تنها به سوى او ناله مى‌کنید.///و شما بندگان با آنکه هر نعمت که دارید همه از خداست و چون بلایی به شما رسد به درگاه او پناه جسته و به او (در رفع بلا) استغاثه می‌کنید.///و هر نعمتی که دارید، از جانب خداوند است، سپس چون به شما رنجی رسد به درگاه او می‌نالید///آنچه از نعمتها دارید، همه از سوی خداست! و هنگامی که ناراحتی به شما رسد، فقط او را می‌خوانید!///و آنچه بر شما است از نعمت از خدا است سپس گاهی که می‌رسد شما را رنج پس بسوی او زاری کنید///و هر نعمتی که دارید از خداست. سپس چون آسیبی شما را در رسد سوی او زاری‌کنان همچون وحشیان روی می‌آورید. quran_en_fa Yet, when He removes the distress from you, behold! some of you turn to other gods to join with their Lord- سپس هنگامی که آسیب را از شما برطرف کند [بر خلاف انتظار] گروهی از شما به پروردگارشان شرک می‌آورند!!///سپس هنگامی که آسیب را از شما برطرف کند [بر خلاف انتظار] گروهی از شما به پروردگارشان شرک می‌آورند!!///و باز چون آن محنت را به پایان آرد گروهى از شما به پروردگارشان مشرک مى‌شوند،///سپس چون آن محنت را از شما برداشت، آن وقت گروهى از شما به پروردگارشان شرک مى‌آورند///و چون آن آسیب را از شما برطرف کرد، آنگاه گروهى از شما به پروردگارشان شرک مى‌ورزند.///اما همین که نگرانى و محنت را از شما برطرف کرد، گروهى از شما نسبت به پروردگارشان شرک مى‌ورزند. [و دیگران را در دفع بلا مؤثر مى‌دانند.]///باز وقتی که بلا را از سر شما رفع کرد گروهی از شما به خدای خود شرک می‌آورند.///و چون رنج را از شما باز دارد، آنگاه گروهی از شما برای پروردگارشان شریک می‌آورند///(اما) هنگامی که ناراحتی و رنج را از شما برطرف می‌سازد، ناگاه گروهی از شما برای پروردگارشان همتا قائل می‌شوند.///تا گاهی که بگشاید از شما رنج را ناگاه گروهی از شما به پروردگار خویش شرک ورزند///سپس هنگامی که آن زیان را از شما برگرفت، ناگهان گروهی از شما به پروردگارشان شرک می‌ورزند. quran_en_fa (As if) to show their ingratitude for the favours we have bestowed on them! then enjoy (your brief day): but soon will ye know (your folly)! تا به نعمت هایی که به آنان عطا کرده‌ایم، ناسپاسی و کفران ورزند. پس [چند روزی از کالای زودگذر دنیا] برخوردار شوید که سپس [فرجام زشت خود را] خواهید دانست.///تا به نعمت هایی که به آنان عطا کرده‌ایم، ناسپاسی و کفران ورزند. پس [چند روزی از کالای زودگذر دنیا] برخوردار شوید که سپس [فرجام زشت خود را] خواهید دانست.///تا نعمتى را که به آنها عنایت کرده‌ایم ناسپاسى کنند. اکنون متمتع شوید، زودا که خواهید دانست.///تا نعمتى را که به آنها داده‌ایم انکار کنند. پس فعلا بهره گیرید ولى زود است که بدانید/// [بگذار] تا آنچه را به ایشان عطا کرده‌ایم ناسپاسى کنند. اکنون برخوردار شوید، و [لى‌] زودا که بدانید.///تا آنچه را به آنان داده‌ایم، [به خاطر شرک‌ورزى] ناسپاسى کنند، پس [چند روزى] بهره‌مند شوید که به زودى خواهید دانست [سزاى شما چیست؟]///تا با وجود آن همه نعمت که به آنها دادیم باز به راه کفر و کفران روند. باری (این دو روزه دنیا) به کامرانی بپردازید که به زودی خواهید دانست.///تا سرانجام [ناسپاسان‌] در حق آنچه به ایشان بخشیده‌ایم، ناسپاسی کنند، اینک بهره‌مند شوید، زودا که بدانید///(بگذار) تا نعمتهایی را که به آنها داده‌ایم کفران کنند! (اکنون) چند روزی (از متاع دنیا) بهره گیرید، اما بزودی خواهید دانست (سرانجام کارتان به کجا خواهد کشید)!///تا ناسپاسی کنند بدانچه آوردیمشان پس کامیاب شوید که زود است بدانید///(بگذار) تا آنچه را به ایشان داده‌ایم کفر یا کفران کنند: «اکنون (از نعمت‌هایم) برخوردار شوید، پس در آینده‌ای دور خواهید دانست.» quran_en_fa And they (even) assign, to things they do not know, a portion out of that which We have bestowed for their sustenance! By Allah, ye shall certainly be called to account for your false inventions. و سهمی از آنچه را که به آنان روزی داده‌ایم، برای معبودانی قرار می‌دهند که جاهل به حقیقت آنهایند [که به طور مستقل هیچ سود و زیانی برای کسی ندارند]؛ به خدا سوگند از آنچه همواره افترا می‌بستید [که خدا دارای شریکانی است] قطعا بازخواست خواهید شد.///و سهمی از آنچه را که به آنان روزی داده‌ایم، برای معبودانی قرار می‌دهند که جاهل به حقیقت آنهایند [که به طور مستقل هیچ سود و زیانی برای کسی ندارند]؛ به خدا سوگند از آنچه همواره افترا می‌بستید [که خدا دارای شریکانی است] قطعا بازخواست خواهید شد.///آنگاه از آنچه روزیشان داده‌ایم نصیبى براى بتانى که هیچ نمى‌دانند معین مى‌کنند. به خدا سوگند به سبب دروغى که مى‌بندید بازخواست مى‌شوید.///و از آنچه به ایشان روزى داده‌ایم نصیبى براى معبودانى که نمى‌شناسند معین مى‌کنند. به خدا سوگند حتما از آن دروغ‌ها که مى‌سازید بازخواست مى‌شوید///و از آنچه به ایشان روزى دادیم، نصیبى براى آن [خدایانى‌] که نمى‌دانند [چیست‌] مى‌نهند. به خدا سوگند که از آنچه به دروغ برمى‌بافتید، حتما سؤال خواهید شد.///و [مشرکان] سهمى از آنچه را که ما روزى آنان کرده‌ایم، براى بت‌هایى قرار مى‌دهند که هیچ نمى‌دانند. به خدا سوگند از آنچه [دروغ‌] مى‌بندید، بازخواست خواهید شد.///و این مشرکان برای بتان از روی جهل نصیبی از رزقی که ما به آنها دادیم قرار می‌دهند [مثل آنچه در سوره انعام آیه ۱۳۶ آمده‌]، سوگند به خدای یکتا که البته از این دروغ (و عقاید باطل) بازخواست خواهید شد.///و برای بی‌شعوران [بتان‌]، بهره‌ای از آنچه روزیشان داده‌ایم، [نذر و] تعیین می‌کنند، به خدا که درباره آنچه افتراء می‌زنید، از شما پرسش خواهد شد///آنان برای بتهایی که هیچ گونه سود و زیانی از آنها سراغ ندارند، سهمی از آنچه به آنان روزی داده‌ایم قرارمی‌دهند؛ به خدا سوگند، (در دادگاه قیامت،) از این افتراها که می‌بندید، بازپرسی خواهید شد!///و قرار دهند برای آنچه نمی‌دانند بهره‌ای از آنچه روزیشان دادیم به خدا پرسش شوید البته از آنچه بودید دروغ می‌بستید///و از آنچه روزیشان دادیم نصیبی برای آن چه (از بتان و طاغوتان) نمی‌دانند می‌نهند. به خدا سوگند بی‌چون از آنچه به دروغ بر می‌بافتید، بی‌امان بازخواست می‌شوید. quran_en_fa And they assign daughters for Allah! - Glory be to Him! - and for themselves (sons,- the issue) they desire! و دختران را [به عنوان فرزند] برای خدا قرار می‌دهند، او منزه [از توالد و تناسل] است؛ ولی برای خودشان آنچه را که [از پسران] میل دارند [به عنوان فرزند قرار می‌دهند].///و دختران را [به عنوان فرزند] برای خدا قرار می‌دهند، او منزه [از توالد و تناسل] است؛ ولی برای خودشان آنچه را که [از پسران] میل دارند [به عنوان فرزند قرار می‌دهند].///براى خدا دختران قائل مى‌شوند -او منزه است- و براى خود هر چه دوست دارند.///و براى خدا دخترانى قائل مى‌شوند. منزه است او. و براى خودشان آنچه را میل دارند قرار مى‌دهند///و براى خدا دخترانى مى‌پندارند. منزه است او. و براى خودشان آنچه را میل دارند [قرار مى‌دهند].///و براى خداوند دختران را قرار مى‌دهند، در حالى که او [از فرزند داشتن] منزه است؛ ولى براى خودشان آنچه را علاقه دارند [پسران را برمی‌گزینند].///و این مشرکان، فرشتگان را با آنکه خدا منزه از فرزند است دختران خدا دانسته و حال آنکه برای خود پسران را که خوشایندشان است قرار می‌دهند.///و برای خداوند دخترانی قائل می‌شوند، منزه است او، و برای خودشان هر چه بخواهند///آنها (در پندار خود،) برای خداوند دختران قرارمی‌دهند؛ -منزه است (از اینکه فرزندی داشته باشد) - ولی برای خودشان، آنچه را میل دارند قائل می‌شوند …///و قرار دهند برای خدا دختران منزه است و برای خویش آنچه هوس کنند///و برای خدا دخترانی بر می‌گیرند. منزه است او. حال آنکه برای خودشان است آنچه دلخواهشان است. quran_en_fa When news is brought to one of them, of (the birth of) a female (child), his face darkens, and he is filled with inward grief! و چون یکی از آنان را به [ولادت] دختر مژده دهند [از شدت خشم] چهره‌اش سیاه گردد، ودرونش از غصه واندوه لبریز و آکنده شود!!///و چون یکی از آنان را به [ولادت] دختر مژده دهند [از شدت خشم] چهره‌اش سیاه گردد، ودرونش از غصه واندوه لبریز و آکنده شود!!///و چون به یکیشان مژده دختر دهند، سیه‌روى شود و خشمگین گردد.///و هرگاه یکیشان به دختر مژده یابد رویش سیاه مى‌گردد در حالى که خشم و اندوه خود را فرو مى‌خورد///و هر گاه یکى از آنان را به دختر مژده آورند، چهره‌اش سیاه مى‌گردد، در حالى که خشم [و اندوه‌] خود را فرو مى‌خورد.///و هرگاه به یکى از آن مشرکان مژده [تولد] دختر داده شود، چهره‌اش سیاه مى‌شود، در حالى که خشم خود را فرومى‌برد.///و چون یکی از آنها را به فرزند دختری مژده آید (از شدت غم و حسرت) رخسارش سیاه شده و سخت دلتنگ و خشمگین می‌شود.///و چون یکی از ایشان را از دختر [زادن همسرش‌] خبر دهند، چهره‌اش [از خشم و تاسف‌] سیاه شود و تاسف خود را فرو خورد///در حالی که هرگاه به یکی از آنها بشارت دهند دختر نصیب تو شده، صورتش (از فرط ناراحتی) سیاه می‌شود؛ و به شدت خشمگین می‌گردد؛ …///و گاهی که مژده داده شود یکیشان به مادینه بگردد روی او سیاه حالی که او است خشم‌خورنده‌///و هنگامی که یکی از آنان را به دختر مژده آورند، چهره‌اش سیاه می‌گردد در حالی که خشم (و اندوه) خود را فرو برنده است. quran_en_fa With shame does he hide himself from his people, because of the bad news he has had! Shall he retain it on (sufferance and) contempt, or bury it in the dust? Ah! what an evil (choice) they decide on? به سبب مژده بدی که به او داده‌اند، از قوم و قبیله‌اش [در جایی که او را نبینند] پنهان می‌شود [و نسبت به این پیش آمد در اندیشه‌ای سخت فرو می‌رود که] آیا آن دختر را با خواری نگه دارد یا به زور، زنده به گورش کند؟! آگاه باشید! [نسبت به دختران] بد داوری می‌کنند.///به سبب مژده بدی که به او داده‌اند، از قوم و قبیله‌اش [در جایی که او را نبینند] پنهان می‌شود [و نسبت به این پیش آمد در اندیشه‌ای سخت فرو می‌رود که] آیا آن دختر را با خواری نگه دارد یا به زور، زنده به گورش کند؟! آگاه باشید! [نسبت به دختران] بد داوری می‌کنند.///از شرم این مژده، از مردم پنهان مى‌شود. آیا با خوارى نگاهش دارد یا در خاک نهانش‌کند؟ آگاه باشید که بد داورى مى‌کنند.///از ناگوارى خبرى که بشارتش داده‌اند از قوم خود متوارى مى‌شود که آیا او را به خوارى نگاه دارد یا در خاک پنهانش کند؟ وه، چه بد داورى مى‌کنند///از بدى آنچه بدو بشارت داده شده، از قبیله [خود] روى مى‌پوشاند. آیا او را با خوارى نگاه دارد، یا در خاک پنهانش کند؟ وه چه بد داورى مى‌کنند.///به خاطر مژده تلخى که به او داده شده، از میان مردم فرارى مى‌شود. آیا این دختر را همراه با ننگ و خفت نگاه دارد؟ یا او را در خاک پنهان کند؟ بدانید که چه بد قضاوت مى‌کنند!///و از عار این مژده روی از قوم خود پنهان می‌دارد (و به فکر می‌افتد) که آیا آن دختر را با ذلت و خواری نگه دارد و یا زنده به خاک گور کند؟ آگاه باشید که آنها بسیار بد حکم می‌کنند.///از ناگواری خبری که به او داده‌اند، از قوم خود پنهان شود [و با خود بیندیشد] آیا او را به خواری و زاری نگه دارد، یا [زنده‌] به خاک بسپارد، هان چه بد است برداشت و برخورد آنان‌///بخاطر بشارت بدی که به او داده شده، از قوم و قبیله خود متواری می‌گردد؛ (و نمی‌داند) آیا او را با قبول ننگ نگهدارد، یا در خاک پنهانش کند؟! چه بد حکم می‌کنند!///نهان کند خویش را از قوم از زشتی آنچه مژده داده شده است بدان که آیا نگهداردش بر زبونی (خواری) یا فروکندش در خاک همانا زشت است آنچه حکم کنند///از بدی آنچه بدو بشارت داده شده، از قبیله (ی خود) بسی پنهان می‌شود. آیا او را با خواری نگه دارد یا در خاک پنهانش کند؟ وه چه بد داوری می‌کنند. quran_en_fa To those who believe not in the Hereafter, applies the similitude of evil: to Allah applies the highest similitude: for He is the Exalted in Power, full of Wisdom. برای کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند، صفات زشت [وسیرت بد] است، وصفات برتر و والا ویژه خداست، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///برای کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند، صفات زشت [وسیرت بد] است، وصفات برتر و والا ویژه خداست، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///صفت بد از آن کسانى است که به قیامت ایمان نمى‌آورند و صفت برتر از آن خداوند است. و اوست پیروزمند و حکیم.///صفت زشت براى کسانى است که به آخرت ایمان نمى‌آورند و بهترین وصف از آن خداست و او مقتدر حکیم است///وصف زشت براى کسانى است که به آخرت ایمان ندارند، و بهترین وصف از آن خداست، و اوست ارجمند حکیم.///صفات زشت، براى کسانى است که به آخرت ایمان ندارند؛ ولى براى خدا صفات برتر است. و اوست خداوند عزیز و حکیم.///اوصاف کسانی که (به خدا و) به قیامت ایمان ندارند زشت است (و اعمالشان مانند زنده به گور کردن دختران هم از روی قساوت و جهالت و خودخواهی و بی‌رحمی است) اما خدا (و خداشناسان) را پسندیده و عالیترین اوصاف کمال است و او مقتدر و داناست.///وصف بد، سزاوار بی‌ایمانان به آخرت، و وصف والا سزاوار خداوند است، و او پیروزمند فرزانه است‌///برای آنها که به سرای آخرت ایمان ندارند، صفات زشت است؛ و برای خدا، صفات عالی است؛ و او قدرتمند و حکیم است.///آنان را که ایمان نمی‌آورند به آخرت مثل زشت است و برای خدا است مثل برتر و او است عزتمند حکیم‌///نماد زشت برای کسانی است که به آخرت ایمان ندارند. و برترین نماینده از آن خداست و او است عزیز حکیم. quran_en_fa If Allah were to punish men for their wrong-doing, He would not leave, on the (earth), a single living creature: but He gives them respite for a stated Term: When their Term expires, they would not be able to delay (the punishment) for a single hour, just as they would not be able to anticipate it (for a single hour). و اگر خدا مردم را به سبب ستمشان مؤاخذه کند، هیچ جنبنده‌ای را [که مستحق مؤاخذه است] بر روی زمین باقی نمی‌گذاشت، ولی آنان را تا مدتی معین مهلت می‌دهد، پس هنگامی که اجلشان سرآید، نه ساعتی پس می‌مانند و نه ساعتی پیش می‌افتند.///و اگر خدا مردم را به سبب ستمشان مؤاخذه کند، هیچ جنبنده‌ای را [که مستحق مؤاخذه است] بر روی زمین باقی نمی‌گذاشت، ولی آنان را تا مدتی معین مهلت می‌دهد، پس هنگامی که اجلشان سرآید، نه ساعتی پس می‌مانند و نه ساعتی پیش می‌افتند.///اگر خداوند بخواهد که مردم را به گناهشان هلاک کند، بر روى زمین هیچ جنبنده‌اى باقى نگذارد، ولى عذابشان را تا مدتى معین به تأخیر مى‌افکند. و چون اجلشان فرارسد، یک ساعت پس و پیش نشوند.///و اگر خداوند مردم را به خاطر ظلمشان مؤاخذه مى‌کرد، جنبنده‌اى بر روى زمین باقى نمى‌گذاشت، و لیکن [کیفر] آنها را تا وقتى معین به تأخیر مى‌اندازد، و چون اجلشان فرا رسید نه ساعتى از آن تأخیر کنند و نه پیش افتند///و اگر خداوند مردم را به [سزاى‌] ستمشان مؤاخذه مى‌کرد، جنبنده‌اى بر روى زمین باقى نمى‌گذاشت، لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس مى‌اندازد، و چون اجلشان فرا رسد، ساعتى آن را پس و پیش نمى‌توانند افکنند.///و اگر خداوند مردم را به خاطر ستمشان بازخواست و عذاب کند، هیچ جنبنده‌اى را روى آن [زمین] باقى نمى‌گذارد، ولی [خداوند] کیفر آنان را تا زمان معینى به تأخیر مى‌اندازد، پس همین که اجلشان فرارسد، نه ساعتى دیر مى‌کنند و نه ساعتى پیش مى‌افتند.///و اگر خدا از ظلم و ستمگریهای خلق انتقام کشد جنبنده‌ای در زمین نخواهد گذاشت و لیکن او (عذاب) آنها را تأخیر می‌افکند تا وقتی معین (که مقتضای مصلحت و حکمت است) ولی آن گاه که اجل آنها در رسید دیگر یک لحظه پس و پیش نخواهند شد.///و اگر خداوند مردمان را به خاطر گناه [و شرک‌] شان فرو می‌گرفت، جنبنده‌ای بر روی زمین باقی نمی‌ماند، بلکه آنان را تا زمانی معین واپس‌می‌دارد، و چون اجلشان فرارسد، نه ساعتی پس و نه ساعتی پیش افتند///و اگر خداوند مردم را بخاطر ظلمشان مجازات می‌کرد، جنبنده‌ای را بر پشت زمین باقی نمی‌گذارد؛ ولی آنها را تا زمان معینی به تأخیر می‌اندازد. و هنگامی که اجلشان فرا رسد، نه ساعتی تأخیر می‌کنند، و نه ساعتی پیشی می‌گیرند.///و اگر بگیرد خدا مردم را به ستمگریشان نگذارد بر آن جنبنده‌ای و لیکن پس می‌اندازدشان تا سرآمدی نامبرده و گاهی که بیاید سرآمد ایشان نه پس افتند ساعتی و نه پیش افتند///و اگر خدا مردم را به (سزای) ستمشان بازخواست کند، هیچ جنبنده‌ای بر روی زمین باقی نگذارد ولی (کیفر) آنان را تا وقتی معین واپس نهد. پس هنگامی که اجلشان در رسد، ساعتی [: زمانی] نه (می‌توانند از آن) تأخیر بخواهند و نه (می‌توانند از آن) پیشی جویند‌. quran_en_fa They attribute to Allah what they hate (for themselves), and their tongues assert the falsehood that all good things are for themselves: without doubt for them is the Fire, and they will be the first to be hastened on into it! و آنچه را [چون دختر] خوش ندارند، برای خدا قرار می‌دهند، و زبانهایشان دروغ پردازی می‌کند که [سرانجام] نیکوتر ویژه آنان است. ثابت ویقینی است که آتش برای آنان است و یقینا پیشگامان [به سوی] آتش اند.///و آنچه را [چون دختر] خوش ندارند، برای خدا قرار می‌دهند، و زبانهایشان دروغ پردازی می‌کند که [سرانجام] نیکوتر ویژه آنان است. ثابت ویقینی است که آتش برای آنان است و یقینا پیشگامان [به سوی] آتش اند.///آنچه را نمى‌پسندند به خدا نسبت کنند و زبانشان به دروغ گوید که خوبیها از آن آنهاست، نه، بى‌تردید نصیب آنها آتش است و ایشان را به شتاب به سوى آن برند.///و براى خدا چیزهایى قرار مى‌دهند که خود از آن کراهت دارند و زبانشان دروغ‌پردازى مى‌کند که براى آنها عاقبت خوبى است، بلکه ناگزیر آتش [جهنم‌] براى آنهاست و به سوى آن پیش فرستاده خواهند شد///و چیزى را که خوش نمى‌دارند، براى خدا قرار مى‌دهند، و زبانشان دروغ‌پردازى مى‌کند که [سرانجام‌] نیکو از آن ایشان است. حقا که آتش براى آنان است و به سوى آن پیش فرستاده خواهند شد.///و مشرکان، آنچه را براى خود نمى‌پسندند، براى خدا قرار مى‌دهند و زبانشان به دروغ مى‌گوید که نیکوتر براى آنان است. حقا که آتش براى آنان است و آنان پیشگامان [دوزخ] اند.///و این مشرکان آنچه را که بر خود نمی‌پسندند (چون داشتن فرزند دختر) به خدا نسبت می‌دهند و به دروغ می‌گویند که عاقبت نیکو دارند در صورتی که محققا کیفر آنها آتش دوزخ است و زودتر از دیگران هم به دوزخ می‌روند.///و برای خداوند چیزی را که خودشان هم خوش ندارند قائل می‌شوند و به زبانشان به دروغ مدعی می‌شوند که بهشت از آن آنان است، حقا که آتش [دوزخ‌] نصیب آنان است و ایشان [در این راه‌] پیشتازند///آنها برای خدا چیزهایی قرارمی‌دهند که خودشان از آن کراهت دارند [= فرزندان دختر]؛ با این حال زبانشان به دروغ می‌گوید سرانجام نیکی دارند! از این رو برای آنان آتش است؛ و آنها از پیشگامان (دوزخ) اند.///و قرار دهند برای خدا آنچه را ناخوش دارند و می‌ستاید زبانهای ایشان دروغ را که ایشان را است نیکی لاجرم ایشان را است آتش و ایشانند پیش راندگان‌///و چیزی را که هرگز خوش نمی‌دارند، برای خدا می‌نهند، و زبانشان دروغ‌پردازی می‌کند که: بی‌گمان نیکوترین (زندگی) از آن ایشان است. بی‌گمان آتش برای آنان است، و همانان به‌راستی از حد در گذشتگانند. quran_en_fa By Allah, We (also) sent (Our messengers) to Peoples before thee; but Satan made, (to the wicked), their own acts seem alluring: He is also their patron today, but they shall have a most grievous penalty. به خدا سوگند پیامبرانی به سوی امت‌های پیش از تو فرستادیم، پس شیطان کارهای [زشت] شان را در نظرشان آراست [تا انجامش برای آنان آسان گردد]، او امروز ولی و سرپرست اینان است [که در عقاید و رفتار پیرو مشرکان پیش اند] و برای آنان [در قیامت] عذابی دردناک است.///به خدا سوگند پیامبرانی به سوی امت‌های پیش از تو فرستادیم، پس شیطان کارهای [زشت] شان را در نظرشان آراست [تا انجامش برای آنان آسان گردد]، او امروز ولی و سرپرست اینان است [که در عقاید و رفتار پیرو مشرکان پیش اند] و برای آنان [در قیامت] عذابی دردناک است.///به خدا سوگند که براى مردمى هم که پیش از تو بوده‌اند پیامبرانى فرستاده‌ایم. ولى شیطان اعمالشان را در چشمشان بیاراست. و در آن روز شیطان دوستشان خواهد بود و آنها راست عذابى دردآور.///سوگند به خدا که به سوى امت‌هاى پیش از تو [رسولانى‌] فرستادیم ولى شیطان اعمالشان را برایشان آراست و امروز هم سرپرستشان هموست و برایشان عذابى دردناک است///سوگند به خدا که به سوى امتهاى پیش از تو [رسولانى‌] فرستادیم [اما] شیطان اعمالشان را برایشان آراست و امروز [هم‌] سرپرستشان هموست و برایشان عذابى دردناک است.///به خدا سوگند که ما به سوى امت‌هاى پیش از تو [نیز] پیامبرانى فرستادیم، پس شیطان کارهاى [ناپسند] ایشان را برایشان زیبا جلوه داد، [آن شیطان] امروز نیز سرپرست آنهاست و براى آنان عذابی دردناک است.///به خدا سوگند که ما رسولانی پیش از تو بر امم سابقه فرستادیم (تا مگر سعادت یابند) ولی شیطان اعمال (زشت) آنها را در نظرشان زیبا جلوه داد، پس امروز (یعنی روز محشر) شیطان یار آنهاست و به عذاب دردناک گرفتار خواهند بود.///به خدا که برای امتهای پیش از تو هم [پیامبرانی‌] فرستادیم، آنگاه شیطان اعمالشان را در نظرشان بیاراست و آن روز او سرور ایشان است و عذابی دردناک [در پیش‌] دارند///به خدا سوگند، به سوی امتهای پیش از تو پیامبرانی فرستادیم؛ اما شیطان اعمالشان را در نظرشان آراست؛ و امروز او ولی و سرپرستشان است؛ و مجازات دردناکی برای آنهاست!///به خدا سوگند که فرستادیم بسوی مللی پیش از تو پس بیاراست برای ایشان شیطان کردار ایشان را پس او است دوست ایشان آن روز و برای ایشان است عذابی دردناک‌///به خدا سوگند، به‌راستی سوی امت‌های پیش از تو (رسولانی) به‌درستی فرستادیم. پس شیطان اعمالشان را برایشان آراست. پس امروز (هم) سرپرستشان (هم) اوست و برایشان عذابی دردناک است. quran_en_fa And We sent down the Book to thee for the express purpose, that thou shouldst make clear to them those things in which they differ, and that it should be a guide and a mercy to those who believe. ما این کتاب را بر تو نازل نکردیم مگر برای اینکه حقایقی را که در آن اختلاف کرده‌اند، برای آنان توضیح دهی [تا از آرا، نظریات وسلیقه‌های باطلشان نسبت به حقایق دست بردارند] و برای مردمی که ایمان دارند [مایه] هدایت و رحمت باشد.///ما این کتاب را بر تو نازل نکردیم مگر برای اینکه حقایقی را که در آن اختلاف کرده‌اند، برای آنان توضیح دهی [تا از آرا، نظریات وسلیقه‌های باطلشان نسبت به حقایق دست بردارند] و برای مردمی که ایمان دارند [مایه] هدایت و رحمت باشد.///ما این کتاب را بر تو نازل نکرده‌ایم جز براى آنکه هر چه را در آن اختلاف مى‌کنند برایشان بیان کنى. و نیز راهنما و رحمتى براى مؤمنان باشد.///و ما این کتاب را بر تو نازل نکردیم مگر براى این که آنچه را در آن اختلاف دارند برایشان بیان کنى و هدایت و رحمتى باشد براى مردمى که ایمان مى‌آورند///و ما [این‌] کتاب را بر تو نازل نکردیم، مگر براى اینکه آنچه را در آن اختلاف کرده‌اند، براى آنان توضیح دهى، و [آن‌] براى مردمى که ایمان مى‌آورند، رهنمود و رحمتى است.///و ما کتاب را بر تو فرونفرستادیم، مگر براى این که آنچه را در آن اختلاف کرده‌اند، براى آنان روشن بیان کنى. و [این کتاب] براى گروهى که ایمان مى‌آورند، مایه هدایت و رحمت است.///و ما این کتاب را بر تو نفرستادیم مگر برای این که حقیقت را در آنچه (از توحید خدا و معاد و رسالت و غیره) مردم اختلاف می‌کنند روشن کنی و برای اهل ایمان هدایت و رحمت باشد.///و قرآن را جز برای این بر تو فرو نفرستادیم که [حقیقت‌] آنچه را اختلاف دارند، برایشان روشن کنی، و برای آنکه برای اهل ایمان رهنمود و رحمت باشد///ما قرآن را بر تو نازل نکردیم مگر برای اینکه آنچه را در آن اختلاف دارند، برای آنها روشن کنی؛ و (این قرآن) مایه هدایت و رحمت است برای قومی که ایمان می‌آورند!///و نفرستادیم بر تو کتاب را مگر تا بیان کنی برای ایشان آنچه را اختلاف کردند در آن و هدایت و رحمتی برای گروهی که ایمان آرند///و ما (این) کتاب را بر تو نازل نکردیم، مگر برای اینکه آنچه را در آن اختلاف کرده‌اند، برایشان توضیح دهی. حال آنکه برای مردمی که ایمان می‌آورند، هدایت و رحمتی (جاودانه) است. quran_en_fa And Allah sends down rain from the skies, and gives therewith life to the earth after its death: verily in this is a Sign for those who listen. و خدا از آسمان آبی نازل کرد، و زمین را به وسیله آن پس از مردگی اش زنده ساخت، یقینا در این [فعل و انفعالات] نشانه‌ای [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] ست برای قومی که شنوای [حقایق] اند.///و خدا از آسمان آبی نازل کرد، و زمین را به وسیله آن پس از مردگی اش زنده ساخت، یقینا در این [فعل و انفعالات] نشانه‌ای [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] ست برای قومی که شنوای [حقایق] اند.///و خدا از آسمان باران فرستاد و زمین مرده را با آن زنده کرد. براى مردمى که گوش شنوا دارند در این عبرتى است.///و خدا از آسمان آبى فرود آورد و با آن زمین را پس از مردنش زنده کرد. قطعا در این امر براى مردمى که بشنوند حجتى است///و خدا از آسمان آبى فرود آورد و با آن زمین را پس از پژمردنش زنده گردانید، قطعا در این [امر] براى مردمى که شنوایى دارند نشانه‌اى است.///و خداوند از آسمان آبى فرستاد، پس به واسطه آن زمین را پس از آن که پژمرده بود، زنده کرد. البته در این [باریدن و روییدن] براى گروهى که [سخن حق را با جان و دل] مى‌شنوند، نشانه‌اى روشن است.///و خدا از آسمان باران را فرستاد تا زمین را پس از مرگ زنده کرد، البته در این کار آیتی (از قدرت و حکمت الهی) بر آنان که بشنوند پدیدار است.///و خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد و با آن زمین را پس از پژمردنش زنده کرد، بی‌گمان در این برای سخن شنوایان مایه عبرت هست‌///خداوند از آسمان، آبی فرستاد؛ و زمین را، پس از آنکه مرده بود، حیات بخشید! در این، نشانه روشنی است برای جمعیتی که گوش شنوا دارند!///خدا فرستاد از آسمان آبی پس زنده ساخت بدان زمین را پس از مردنش همانا در این است آیتی برای قومی که می‌شنوند///و خدا از آسمان آبی فرود آورد. پس با آن زمین را بعد از مرگش زنده کرد. قطعا در این (رحمت بزرگ) برای مردمی که (حق را) می‌شنوند به‌راستی نشانه‌ای (بزرگ برای حق‌شناسی) است. quran_en_fa And verily in cattle (too) will ye find an instructive sign. From what is within their bodies between excretions and blood, We produce, for your drink, milk, pure and agreeable to those who drink it. و بی تردید برای شما در دام‌ها عبرتی است، [عبرت در اینکه] از درون شکم آنان از میان علف‌های هضم شده وخون، شیری خالص و گوارا به شما می‌نوشانیم که برای نوشندگان گواراست.///و بی تردید برای شما در دام‌ها عبرتی است، [عبرت در اینکه] از درون شکم آنان از میان علف‌های هضم شده وخون، شیری خالص و گوارا به شما می‌نوشانیم که برای نوشندگان گواراست.///براى شما در چارپایان پندى است. از شیر خالصى که از شکمشان از میان سرگین و خون بیرون مى‌آید سیرابتان مى‌کنیم. شیرى که به کام نوشندگانش گواراست.///و در دام‌ها قطعا براى شما عبرتى است: از آنچه در شکم آنهاست، از میان علف‌هاى جویده و خون، شیر خالصى به شما مى‌نوشانیم که براى نوشندگان گواراست///و در دامها قطعا براى شما عبرتى است: از آنچه در [لابلاى‌] شکم آنهاست، از میان سرگین و خون، شیرى ناب به شما مى‌نوشانیم که براى نوشندگان گواراست.///و بى‌گمان براى شما در [آفرینش] چهارپایان عبرتى است. ما از آنچه در شکم دارند، از میان غذاهاى هضم شده و خون، شیرى ناب به شما مى‌نوشانیم که براى نوشندگان گواراست.///و البته برای شما ملاحظه حال چهار پایان (از شتر و گاو و گوسفند) همه عبرت و حکمت است، که ما از آنچه در شکم آن است از میان (دو جسم ناپاک) سرگین و خون، شما را شیر پاک می‌نوشانیم که در طبع همه نوشندگان گواراست.///و در چارپایان برای شما عبرتی است که از شکمهایشان، از میان سرگین و خون، شیری پاک به شما می‌نوشانیم، که گوارای آشامندگان است‌///و در وجود چهارپایان، برای شما (درسهای) عبرتی است: از درون شکم آنها، از میان غذاهای هضم‌شده و خون، شیر خالص و گوارا به شما می‌نوشانیم!///و همانا شما را هست در دامها عبرتی بنوشانیمتان از آنچه در شکمهای آنها است از میان سرگین و خون شیری نیالوده گوارا برای نوشندگان‌///و بی‌گمان در چهارپایان برایتان همانا عبرتی است، از آنچه در شکم‌هایشان است از میان سرگین و خونی، شیری ناب به شما می‌نوشانیم (که) برای نوشندگان گواراست. quran_en_fa And from the fruit of the date-palm and the vine, ye get out wholesome drink and food: behold, in this also is a sign for those who are wise. و از محصولات درختان خرما و انگور [گاهی بر خلاف خواسته خدا] نوشابه‌ای مست کننده و [زمانی دیگر] رزقی پاکیزه و نیکو می‌گیرید؛ در این [حقیقت] نشانه‌ای [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] ست برای گروهی که تعقل می‌کنند.///و از محصولات درختان خرما و انگور [گاهی بر خلاف خواسته خدا] نوشابه‌ای مست کننده و [زمانی دیگر] رزقی پاکیزه و نیکو می‌گیرید؛ در این [حقیقت] نشانه‌ای [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] ست برای گروهی که تعقل می‌کنند.///و از میوه‌هاى نخلها و تاکها شرابى مستى‌آور و رزقى نیکو به دست مى‌آورید، و خردمندان را در این عبرتى است.///و از میوه‌ى نخل‌ها و انگورها خمر [مستى بخش ناپاک‌] و روزى پاکیزه تهیه مى‌کنید. همانا در اینها براى مردمى که تعقل کنند حجتى است///و از میوه درختان خرما و انگور، باده مستى‌بخش و خوراکى نیکو براى خود مى گیرید. قطعا در این‌ [ها] براى مردمى که تعقل مى‌کنند نشانه‌اى است.///و از میوه‌هاى درختان خرما و انگور، هم [نوشیدنى] مست‌کننده، و هم رزق نیکو مى‌سازید. البته در این امر براى گروهى که مى‌اندیشند، نشانه‌ی روشنى است.///و هم از میوه‌های درخت خرما و انگور که از آن نوشابه‌های شیرین و رزق حلال نیکو به دست آرید، که در این کار نیز آیتی (از قدرت حق) برای خردمندان پدیدار است.///و از میوه‌های خرما و انگور هم [شراب‌] مستی‌آور و هم خوراک نیکو به دست می‌آورید، بی‌گمان در این امر برای خردورزان مایه عبرتی است‌///و از میوه‌های درختان نخل و انگور، مسکرات (ناپاک) و روزی خوب و پاکیزه می‌گیرید؛ در این، نشانه روشنی است برای جمعیتی که اندیشه می‌کنند!///و از میوه‌های خرمابنها و تاکها برمی گیرید از آن سکری و روزیی نکو همانا در این است آیتی برای قومی که بخرد یابند///و از میوه‌های درختان خرما و انگور، باده‌ا‌ی مستی‌بخش، و خوراکی نیکو برای خود بر می‌گیرید. بی‌گمان در این برای مردمانی که خردورزی می‌کنند نشانه‌ای بس بزرگ است. quran_en_fa And thy Lord taught the Bee to build its cells in hills, on trees, and in (men's) habitations; و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که از کوه‌ها و درختان و آنچه [از دار بست هایی] که [مردم] بر می‌افرازند، برای خود خانه هایی برگیر.///و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که از کوه‌ها و درختان و آنچه [از دار بست هایی] که [مردم] بر می‌افرازند، برای خود خانه هایی برگیر.///پروردگار تو به زنبور عسل وحى کرد که: از کوه‌ها و درختان و در بناهایى که مى‌سازند خانه‌هایى برگزین.///و پروردگار تو به زنبور عسل الهام کرد که: از کوه‌ها و درختان و از داربست‌هایى که [مردم‌] مى‌سازند لانه‌هایى بگیر///و پروردگار تو به زنبور عسل وحى [=الهام غریزى‌] کرد که از پاره‌اى کوهها و از برخى درختان و از آنچه داربست [و چفته‌سازى‌] مى‌کنند، خانه‌هایى براى خود درست کن،///و پروردگارت به زنبور عسل وحى کرد که: «از بعضى کوه‌ها و درختان و از داربست‌هایى که مردم مى‌سازند، خانه‌هایى بساز.///و خدایت به زنبور عسل وحی کرد که از کوهها و درختان و سقفهای رفیع، منزل گیر.///و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که از کوهها و درختان و آنچه برمی‌افرازند [برای خود] خانه بساز///و پروردگار تو به زنبور عسل «وحی» (و الهام غریزی) نمود که: «از کوه‌ها و درختان و داربستهایی که مردم می‌سازند، خانه‌هایی برگزین!///و وحی نمود پروردگار تو بسوی زنبور (مگس عسل) که برگیر از کوه‌ها خانه‌هائی و از درخت و از آنچه برافرازند///و پروردگارت به سوی زنبور عسل وحی [: الهام غریزی] کرد که: «از کوه‌ها و از درختان و از آنچه داربست (و چفته‌سازی) می‌کنند، خانه‌هایی برای خود برگیر.» quran_en_fa Then to eat of all the produce (of the earth), and find with skill the spacious paths of its Lord: there issues from within their bodies a drink of varying colours, wherein is healing for men: verily in this is a Sign for those who give thought. آن گاه از همه محصولات و میوه‌ها بخور، پس در راه‌های پروردگارت که برای تو هموار شده [به سوی کندو] برو؛ از شکم آنها [شهدی] نوشیدنی با رنگ‌های گوناگون بیرون می‌آید که در آن درمانی برای مردم است. قطعا در این [حقیقت] نشانه‌ای [بر قدرت، لطف و رحمت خدا] ست برای مردمی که می‌اندیشند.///آن گاه از همه محصولات و میوه‌ها بخور، پس در راه‌های پروردگارت که برای تو هموار شده [به سوی کندو] برو؛ از شکم آنها [شهدی] نوشیدنی با رنگ‌های گوناگون بیرون می‌آید که در آن درمانی برای مردم است. قطعا در این [حقیقت] نشانه‌ای [بر قدرت، لطف و رحمت خدا] ست برای مردمی که می‌اندیشند.///آنگاه از هر ثمره‌اى بخور و فرمانبردار به راه پروردگارت برو. از شکم او شرابى رنگارنگ بیرون مى‌آید که شفاى مردم در آن است. و صاحبان اندیشه را در این عبرتى است.///سپس از همه میوه‌ها بخور و راه‌هاى پروردگارت را مطیعانه طى کن. از شکم آنها شربتى رنگارنگ بیرون مى‌آید که در آن شفاى مردم است. به راستى در این [امر] براى مردمى که تفکر مى‌کنند نشانه‌ى [علم و قدرت‌] هست///سپس از همه میوه‌ها بخور، و راههاى پروردگارت را فرمانبردارانه، بپوى. [آنگاه‌] از درون [شکم‌] آن، شهدى که به رنگهاى گوناگون است بیرون مى‌آید. در آن، براى مردم درمانى است. راستى در این [زندگى زنبوران‌] براى مردمى که تفکر مى‌کنند نشانه [قدرت الهى‌] است.///سپس از [گل] همه‌ی میوه‌ها بخور، آن‌گاه راه‌هاى پروردگارت را خالصانه طى کن.» از شکم آنها، نوشیدنى رنگارنگ بیرون مى‌آید که در آن شفاى مردم است. البته در این [زندگى زنبور عسل،] براى کسانى که فکر مى‌کنند، قطعا عبرتى است.///و سپس از انواع میوه‌های شیرین (و از حلاوت و شهد گلهای خوشبو) تغذیه کن و راه پروردگارت را به اطاعت بپوی، آن‌گاه از درون آن، شربت شیرینی به رنگهای مختلف بیرون آید که در آن شفاء مردمان است. در این کار نیز آیتی (از قدرت خدا) برای متفکران پیداست.///سپس از همه میوه‌ها بخور و راه پروردگارت را فرمانبردارانه بپوی، [آنگاه‌] از شکمهای آنها شهدی رنگارنگ می‌تراود که در آن شفای مردمان است، در این برای اندیشه‌وران مایه عبرتی است‌///سپس از تمام ثمرات (و شیره گلها) بخور و راه‌هایی را که پروردگارت برای تو تعیین کرده است، براحتی بپیما! «از درون شکم آنها، نوشیدنی با رنگهای مختلف خارج می‌شود که در آن، شفا برای مردم است؛ به یقین در این امر، نشانه روشنی است برای جمعیتی که می‌اندیشند.///سپس بخور از همه میوه‌ها پس روان شو به راه‌های پروردگار خویش هموار برون شود از شکمهای آنها نوشابه‌ای به رنگهای گوناگون در آن است درمانی برای مردم همانا در این است آیتی برای قومی که بیندیشند///«سپس از همه‌ی میوه‌ها بخور. پس راه‌های پروردگارت را (در این راه) ناگزیر فرمانبردارانه، بپوی.» (آن‌گاه) از درون شکم‌هاشان، آشامیدنی‌ای که به رنگ‌های گوناگون است بیرون می‌آید (و) در آن برای مردمان درمانی (فراوان) است. در این (جریان زنبوران) برای گروهی که اندیشه می‌کنند بی‌گمان نشانه‌ای همواره بزرگ است. quran_en_fa It is Allah who creates you and takes your souls at death; and of you there are some who are sent back to a feeble age, so that they know nothing after having known (much): for Allah is All-Knowing, All-Powerful. و خدا شما را آفرید، آن گاه شما را می‌میراند، برخی از شما به سوی پست‌ترین مرحله عمر [که سالخوردگی و فرتوتی است] برگردانده می‌شود، تا پس از دانش اندکی که داشت چیزی را نداند؛ یقینا خدا دانا و تواناست.///و خدا شما را آفرید، آن گاه شما را می‌میراند، برخی از شما به سوی پست‌ترین مرحله عمر [که سالخوردگی و فرتوتی است] برگردانده می‌شود، تا پس از دانش اندکی که داشت چیزی را نداند؛ یقینا خدا دانا و تواناست.///خدا شما را بیافرید، آنگاه مى‌میراند و از میان شما کسى را به فرتوتى مى‌رساند تا هر چه را که آموخته است از یاد ببرد، زیرا خدا دانا و تواناست.///و خدا شما را آفرید، سپس جان شما را مى‌گیرد، و برخى از شما به پست‌ترین دوران عمر مى‌رسد تا [سر انجام‌] هر چه را آموخته است از یاد ببرد. به راستى خدا داناى تواناست///و خدا شما را آفرید، سپس [جان‌] شما را مى‌گیرد، و بعضى از شما تا خوارترین [دوره‌] سالهاى زندگى [فرتوتى‌] بازگردانده مى‌شود، به طورى که بعد از [آن همه‌] دانستن، [دیگر] چیزى نمى‌دانند. قطعا خدا داناى تواناست.///و خداوند شما را آفرید، سپس [جان] شما را مى‌گیرد و بعضى از شما را به پست‌ترین دوران عمر [و کهن‌سالى،] بازمی‌گرداند، تا آنجا که بعد از دانستن [به خاطر پیرى همه را فراموش مى‌کند و دیگر] چیزى نمى‌داند. البته خداوند آگاه و توانمند است.///و خدا شما را آفریده و سپس می‌میراند؛ و بعضی از شما را به سن انحطاط پیری می‌رسانند که هر چه دانسته همه را فراموش می‌کند. همانا خداست که همیشه دانا و تواناست.///و خداوند [است که‌] شما را آفریده است و سپس جانتان را می‌گیرد، و بعضی از شما هستند که به حد اعلای فرتوتی می‌رسند، چندانکه پس از دانستن [بسیاری چیزها] چیزی ندانند، بی‌گمان خداوند دانای تواناست‌///خداوند شما را آفرید؛ سپس شما را می‌میراند؛ بعضی از شما به نامطلوب‌ترین سنین بالای عمر می‌رسند، تا بعد از علم و آگاهی، چیزی ندانند (و همه چیز را فراموش کنند)؛ خداوند دانا و تواناست!///و خدا بیافریدتان و سپس بمیراندتان و از شما است آنکه گردانیده شود بسوی پسترین عمر تا نداند پس از دانست چیزی را همانا خدا است دانای توانا///و خدا شما را آفرید؛ سپس (جانهای) شما را می‌گیرد. و بعضی از شما تا خوارترین (دوره‌ی) سال‌های زندگی [: فرتوتی] باز گردانده می‌شود، تا پس از دانستنی اندک، (دیگر) چیزی نداند. بی‌گمان خدا بس دانایی بسیار تواناست. quran_en_fa Allah has bestowed His gifts of sustenance more freely on some of you than on others: those more favoured are not going to throw back their gifts to those whom their right hands possess, so as to be equal in that respect. Will they then deny the favours of Allah? خدا برخی از شما را در رزق و روزی بر برخی فزونی داده است؛ پس آنانکه فزونی یافته‌اند، حاضر نیستند از روزی خود [به صورتی قابل توجه و به اندازه لازم] به بردگان خود بپردازند که در بهرهوری از رزق و روزی باهم برابر باشند؛ پس آیا [با این تبعیض ظالمانه‌ای که به بردگان و زیردستان خود روا می‌دارند] نعمت خدا را [که عطای اوست و خود اختیار و استقلالی در تأمینش ندارند] منکرند؟!///خدا برخی از شما را در رزق و روزی بر برخی فزونی داده است؛ پس آنانکه فزونی یافته‌اند، حاضر نیستند از روزی خود [به صورتی قابل توجه و به اندازه لازم] به بردگان خود بپردازند که در بهرهوری از رزق و روزی باهم برابر باشند؛ پس آیا [با این تبعیض ظالمانه‌ای که به بردگان و زیردستان خود روا می‌دارند] نعمت خدا را [که عطای اوست و خود اختیار و استقلالی در تأمینش ندارند] منکرند؟!///خدا روزى بعضى از شما را از بعضى دیگر افزون کرده است. پس آنان که فزونى یافته‌اند از روزى خود به بندگان خویش نمى‌دهند تا همه در روزى یکسان شوند. آیا نعمت خدا را انکار مى‌کنید؟///و خدا بعضى از شما را [به خاطر تفاوت تلاش‌ها و امتحان‌] در روزى بر بعضى دیگر فزونى داده است، ولى کسانى که فزونى داده شده‌اند حاضر نیستند روزى خود را به بردگان خود بازدهند تا در آن با هم مساوى باشند. آیا نعمت خدا را انکار مى‌کنند [و شرک مى‌ورزند]///و خدا بعضى از شما را در روزى بر بعضى دیگر برترى داده است. و [لى‌] کسانى که فزونى یافته‌اند، روزى خود را به بندگان خود نمى‌دهند تا در آن با هم مساوى باشند. آیا باز نعمت خدا را انکار مى‌کنند؟///و خدا بعضى از شما را بر بعضى دیگر در روزى برترى داده است. پس کسانى که فزونى یافته‌اند، حاضر نیستند از روزى خود به زیردستانشان بپردازند تا با هم برابر شوند. پس آیا نعمت خدا را انکار مى‌کنند؟///و خدا رزق بعضی از شما را بر بعضی دیگر فزونی داده، آنان که رزقشان افزون شده (زیادی) رزقشان را به زیردستان و غلامان نمی‌دهند تا باهم مساوی شوند (لیکن مقام خدایی را به بتی یا بشری می‌دهند تا با خدا شریک و مساوی دانند، زهی جهل و ناسپاسی!) آیا نعمت ایمان به خدا را (به عصیان و شرک) باید انکار کنند؟!///و خداوند بعضی از شما را بر بعضی دیگر در روزی برتری داده است، و برتری یافتگان بازگرداننده روزیشان به ملک یمینهایشان نیستند، تا در آن برابر شوند پس آیا به نعمت خداوند انکار می‌ورزند؟///خداوند بعضی از شما را بر بعضی دیگر از نظر روزی برتری داد (چرا که استعدادها و تلاشهایتان متفاوت است)! اما آنها که برتری داده شده‌اند، حاضر نیستند از روزی خود به بردگانشان بدهند و همگی در آن مساوی گردند؛ آیا آنان نعمت خدا را انکار می‌نمایند (که شکر او را ادا نمی‌کنند)؟!///و خدا برتری داد گروهی از شما را بر گروهی در روزی پس نیستند آنان که برتر شدند برگرداننده روزی خویش بر آنچه دارا است یمینهای ایشان (بندگانشان) که باشند ایشان در آن یکسان پس آیا نعمت خدا را نادیده گیرند///و خدا بعضی از شما را در روزی بر بعضی دیگر فزونی داد. پس کسانی که (در روزیشان) فزونی یافته‌اند، روزی خود را به زرخریدان خود نمی‌دهند تا در آن با هم برابر باشند. پس آیا با نعمت خدا (او را) انکار (و انگار) می‌کنند؟ quran_en_fa And Allah has made for you mates (and companions) of your own nature, and made for you, out of them, sons and daughters and grandchildren, and provided for you sustenance of the best: will they then believe in vain things, and be ungrateful for Allah's favours?- و خدا برای شما همسرانی از جنس خودتان قرار داد و از همسرانتان، فرزندان و نوادگانی پدید آورد، و از نعمت‌های پاکیزه و دلپذیر به شما روزی داد، [با این همه لطف و رحمت] آیا به باطل ایمان می‌آورند و نعمت‌های خدا را ناسپاسی می‌کنند؟!///و خدا برای شما همسرانی از جنس خودتان قرار داد و از همسرانتان، فرزندان و نوادگانی پدید آورد، و از نعمت‌های پاکیزه و دلپذیر به شما روزی داد، [با این همه لطف و رحمت] آیا به باطل ایمان می‌آورند و نعمت‌های خدا را ناسپاسی می‌کنند؟!///خدا براى شما از میان خودتان همسرانى قرار داد و از همسرانتان فرزندان و فرزندزادگان پدید آورد و از چیزهاى خوش و پاک روزیتان داد. آیا هنوز به باطل ایمان مى‌آورند و نعمت خدا را کفران مى‌کنند؟///و خداوند براى شما از خودتان همسرانى قرار داد و از همسرانتان براى شما پسران و نوادگانى پدید آورد و از پاکیزه‌ها روزیتان داد. آیا [باز هم‌] به باطل مى‌گروند، و به نعمت خدا کافر مى‌شوند///و خدا براى شما از خودتان همسرانى قرار داد، و از همسرانتان براى شما پسران و نوادگانى نهاد و از چیزهاى پاکیزه به شما روزى بخشید. آیا [باز هم‌] به باطل ایمان مى‌آورند و به نعمت خدا کفر مى‌ورزند؟///و خداوند از جنس خودتان، همسرانى برایتان قرار داد، و از همسرانتان براى شما، فرزندان و نوادگانى قرار داد و از پاکیزه‌ها شما را روزى داد. پس آیا [باز هم] به باطل ایمان مى‌آورند و به نعمت الهى کفر مى‌ورزند؟///و خدا از جنس خودتان برای شما جفتهایی آفرید و از آن جفتها پسران و دختران و دامادان و نوادگان بر شما خلق فرمود، و از نعمتهای پاکیزه لذیذ روزی داد؛ آیا مردم باز به باطل می‌گروند و به نعمت خدا کافر می‌شوند؟!///و خداوند برای شما از خودتان همسرانی قرار داد و از همسرانتان برای شما فرزندان و نوادگانی آفرید و به شما از خوراکهای پاکیزه روزی داد، آیا به باطل ایمان می‌آورند، و به نعمت الهی کفران می‌ورزند///خداوند برای شما از جنس خودتان همسرانی قرار داد؛ و از همسرانتان برای شما فرزندان و نوه‌هایی به وجود آورد؛ و از پاکیزه‌ها به شما روزی داد؛ آیا به باطل ایمان می‌آورند، و نعمت خدا را انکار می‌کنند؟!///و خدا قرار داد برای شما از خود شما جفتهائی و قرار داد برای شما از جفتهای شما پسرانی و نبیرگانی و روزیتان داد از پاکیزه‌ها پس آیا به باطل ایمان آرند و به نعمت خدا کفر ورزند///و خدا برایتان از خودهاتان همسرانی نهاد و از همسرانتان برایتان فرزندان و نوادگانی قرار داد و از پاکیزه‌ها (ی مواد زندگی) روزیتان داد. پس آیا به باطل ایمان می‌آورند و (هم) ایشان به نعمت خدا (شان) کفر می‌ورزند؟ quran_en_fa And worship others than Allah,- such as have no power of providing them, for sustenance, with anything in heavens or earth, and cannot possibly have such power? و به جای خدا معبودانی را می‌پرستند که از آسمان‌ها و زمین، مالک اندک رزقی برای آنان نیستند و هیچ قدرتی هم [برای مالک شدن روزی و رساندنش به آنان] ندارند.///و به جای خدا معبودانی را می‌پرستند که از آسمان‌ها و زمین، مالک اندک رزقی برای آنان نیستند و هیچ قدرتی هم [برای مالک شدن روزی و رساندنش به آنان] ندارند.///سواى خدا چیزهایى را مى‌پرستند که ناتوانند و یاراى آن ندارند که از آسمانها و زمین روزیشان دهند.///و به جاى خدا چیزهایى را مى‌پرستند که مالک هیچ رزقى از آسمان‌ها و زمین براى آنها نیستند و توانایى ندارند///و به جاى خدا چیزهایى را مى‌پرستند که در آسمانها و زمین به هیچ وجه اختیار روزى آنان را ندارند و [به کارى‌] توانایى ندارند.///و به جاى خداوند بت‌هایى را مى‌پرستند که براى آنان مالک هیچ­گونه رزقى از آسمان‌ها و زمین نیستند و نمى‌توانند [روزى دهند.]///و بت‌پرستان خدا را (که نعمتهای بی‌شمار به آنها داده) نمی‌پرستند و به جای او بتهایی را پرستش می‌کنند که از آسمان و زمین مالک چیزی که روزی به مشرکان دهند اصلا نیستند و توانایی (بر هیچ کار) ندارند.///و به جای خداوند چیزی را می‌پرستند که در آسمانها و زمین هیچ‌گونه اختیار روزی آنان را ندارند و نمی‌توانند داشته باشند///آنها غیر از خدا، موجوداتی را می‌پرستند که هیچ رزقی را برای آنان از آسمانها و زمین در اختیار ندارند؛ و توان این کار را نیز ندارند.///و می‌پرستند جز خدا آنچه را دارا نیست برای ایشان روزیی از آسمانها و زمین چیزی را و نمی‌توانند///و از مادون خدا چیزهایی را می‌پرستند که از آسمان‌ها و زمین به هیچ وجه اختیار روزی‌ای برایشان و (نیز) توان آن را (هم) ندارند. quran_en_fa Invent not similitudes for Allah: for Allah knoweth, and ye know not. بنابراین برای خدا اوصافی [همانند اوصاف موجودات] مثل نزنید، یقینا خدا [کنه ذات و حقیقت صفات خود را] می‌داند و شما نمی‌دانید.///بنابراین برای خدا اوصافی [همانند اوصاف موجودات] مثل نزنید، یقینا خدا [کنه ذات و حقیقت صفات خود را] می‌داند و شما نمی‌دانید.///براى خدا مثل مزنید، خدا مى‌داند و شما نمى‌دانید.///پس براى خدا مثل‌ها [ى ناروا و شرک آمیز] نزنید، خدا مى‌داند و شما نمى‌دانید///پس براى خدا مثل نزنید، که خدا مى‌داند و شما نمى‌دانید.///پس براى خداوند [این‌گونه] مثل‌ها را نزنید که خداوند مى‌داند و شما نمى‌داند.///پس برای خدا مثل و مانند نشمارید (و به خدای یکتا بگروید) که خدا داناست و شما نادانید.///پس برای خداوند مثل مزنید، چرا که خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید///پس، برای خدا امثال (و شبیه‌ها) قائل نشوید! خدا می‌داند، و شما نمی‌دانید.///پس نزنید برای خدا مثلها را و همانا خدا می‌داند و شما نمی‌دانید///پس برای خدا مثل‌هایی (ناروا) نزنید، که خدا به‌راستی می‌داند و شما نمی‌دانید. quran_en_fa Allah sets forth the Parable (of two men: one) a slave under the dominion of another; He has no power of any sort; and (the other) a man on whom We have bestowed goodly favours from Ourselves, and he spends thereof (freely), privately and publicly: are the two equal? (By no means;) praise be to Allah. But most of them understand not. خدا مثلی زده است: برده زر خریدی که بر هیچ کاری قدرت ندارد، و کسی که ما از سوی خود رزق نیکویی به او داده‌ایم، و او در پنهان و آشکار از آن انفاق می‌کند، آیا [این دو نفر] یکسانند؟ [این مثل، بیان کننده جایگاه و منزلت خدا و مجموعه هستی است؛ خدا مالک و فرمانروا و رازق همه مخلوقات و تدبیر کننده امور آنهاست، و همه مخلوقات مملوک و محکوم قدرت اویند؛ پس چرا شما بدون اندیشه و تفکر و بی دلیل و برهان بت‌های ناتوان وعاجز را که مملوکی بی اراده‌اند، شریک ربوبیت حق می‌دانید؟! آیا خدا وبت مساوی است؟!] همه ستایش‌ها ویژه خداست [که یگانه ویکتاست وهیچ شریکی ندارد]؛ ولی بیشتر آنان [این حقیقت را] نمی‌دانند.///خدا مثلی زده است: برده زر خریدی که بر هیچ کاری قدرت ندارد، و کسی که ما از سوی خود رزق نیکویی به او داده‌ایم، و او در پنهان و آشکار از آن انفاق می‌کند، آیا [این دو نفر] یکسانند؟ [این مثل، بیان کننده جایگاه و منزلت خدا و مجموعه هستی است؛ خدا مالک و فرمانروا و رازق همه مخلوقات و تدبیر کننده امور آنهاست، و همه مخلوقات مملوک و محکوم قدرت اویند؛ پس چرا شما بدون اندیشه و تفکر و بی دلیل و برهان بت‌های ناتوان وعاجز را که مملوکی بی اراده‌اند، شریک ربوبیت حق می‌دانید؟! آیا خدا وبت مساوی است؟!] همه ستایش‌ها ویژه خداست [که یگانه ویکتاست وهیچ شریکی ندارد]؛ ولی بیشتر آنان [این حقیقت را] نمی‌دانند.///خدا برده زرخریدى را مثل مى‌زند که هیچ قدرتى ندارد، و کسى را که از جانب خویش رزق نیکویش داده‌ایم و در نهان و آشکارا انفاق مى‌کند. آیا این دو برابرند؟ سپاس خاص خداست، ولى بیشترشان نادانند.///خدا بنده‌ى مملوکى را مثال زده که هیچ کارى از او بر نمى‌آید، و کسى را که از جانب خویش رزق نیکویش داده‌ایم که از آن در نهان و عیان انفاق مى‌کند، آیا این دو یکسانند؟ [خدا نیز با چیزى یکسان نیست‌] ستایش از آن خداست اما بیشترشان نمى‌دانند///خدا مثلى مى‌زند: بنده‌اى است زرخرید که هیچ کارى از او برنمى‌آید. آیا [او] با کسى که به وى از جانب خود روزى نیکو داده‌ایم، و او از آن در نهان و آشکار انفاق مى‌کند یکسان است؟ سپاس خداى راست. [نه،] بلکه بیشترشان نمى‌دانند.///خداوند، برده‌ی زرخریدی را مثل مى‌زند که بر هیچ چیز توانایى ندارد، و کسى که [آزاد است و] ما به او رزق نیکو از جانب خود داده‌ایم، پس او مخفیانه و آشکارا از آن رزق انفاق مى‌کند. آیا [این دو نفر] برابرند؟ [اگر نزد شما، توانا و ناتوان برابر نیستند، پس چگونه سنگ و چوب را با خداوند برابر مى‌دانید؟] ستایش مخصوص خداست، اما بیشترشان نمى‌دانند.///خدا مثلی زده (بشنوید): آیا بنده مملوکی که قادر بر هیچ چیز (حتی بر نفس خود) نیست با مردی آزاد که ما به او رزقی نیکو (و مال حلال بسیار) عطا کردیم که پنهان و آشکار هر چه خواهد از آن انفاق می‌کند، این دو یکسانند؟ (هرگز یکسان نیستند. مثل بت و خدا و بت‌پرست و خداپرست بدین مثال ماند). ستایش مخصوص خداست و لیکن اکثر مردم آگاه نیستند.///خداوند مثلی می‌زند بین برده‌ای مملوک که قدرت بر هیچ کاری ندارد و بین کسی که از سوی خویش به او روزی نیکویی بخشیده‌ایم و او از همان پنهان و آشکار می‌بخشد، آیا این دو برابرند؟ سپاس خداوند را، آری بیشترینه‌شان در نمی‌یابند///خداوند مثالی زده: برده مملوکی را که قادر بر هیچ چیز نیست؛ و انسان (با ایمانی) را که از جانب خود، رزقی نیکو به او بخشیده‌ایم، و او پنهان و آشکار از آنچه خدا به او داده، انفاق می‌کند؛ آیا این دو نفر یکسانند؟! شکر مخصوص خداست، ولی اکثر آنها نمی‌دانند!///زده است خدا مثلی بنده‌ای مملوک که توانائی ندارد بر چیزی و آنکه روزیش دادیم از خود روزیی نکو پس او انفاق می‌کند از آن نهان و آشکارا آیا یکسانند سپاس خدای را بلکه بیشترشان نمی‌دانند///خدا مثلی زده است: «بنده‌ای مملوک را که هیچ کاری از او بر نمی‌آید، آیا (او) با کسی که به وی از جانب خود روزی نیکو داده‌ایم و او از آن در نهان و آشکار انفاق می‌کند یکسانند؟» سپاس خدای راست. (نه) بلکه بیشترشان نادانی می‌کنند. quran_en_fa Allah sets forth (another) Parable of two men: one of them dumb, with no power of any sort; a wearisome burden is he to his master; whichever way be directs him, he brings no good: is such a man equal with one who commands Justice, and is on a Straight Way? و خدا مثلی [دیگر] زده است: دو مرد را که یکی از آنان لال مادرزاد است [و] بر هیچ کاری قدرت ندارد و سربار سرپرست خویش است؛ او را هر کجا روانه می‌کند، منفعت و سودی نمی‌آورد، آیا چنین لال بی قدرت و بی سودی با کسی که [گویا و شنوا است و] به عدالت و انصاف فرمان می‌دهد و بر راهی راست قرار دارد، یکسان و مساوی است؟ [پس چرا معبودهای لال بی قدرت و بی سود را با خدای توانا و شنوا که ذاتش خیر بی نهایت است، برابر می‌دانید؟!]///و خدا مثلی [دیگر] زده است: دو مرد را که یکی از آنان لال مادرزاد است [و] بر هیچ کاری قدرت ندارد و سربار سرپرست خویش است؛ او را هر کجا روانه می‌کند، منفعت و سودی نمی‌آورد، آیا چنین لال بی قدرت و بی سودی با کسی که [گویا و شنوا است و] به عدالت و انصاف فرمان می‌دهد و بر راهی راست قرار دارد، یکسان و مساوی است؟ [پس چرا معبودهای لال بی قدرت و بی سود را با خدای توانا و شنوا که ذاتش خیر بی نهایت است، برابر می‌دانید؟!]///و خدا مثل دو مرد را بیان مى‌کند که یکى لال است و توان هیچ چیز ندارد و بار دوش مولاى خود است، هر جا که او را بفرستد هیچ فایده‌اى حاصل نمى‌کند. آیا این مرد با آن کس که مردم را به عدل فرمان مى‌دهد و خود بر راه راست مى‌رود برابر است؟///و خدا مثل [دیگرى‌] زد: دو مردند که یکى از آنها گنگ است و هیچ کارى از او بر نمى‌آید و سربار مولاى خویش است هر جا او را مى‌فرستد خیرى نمى‌آورد. آیا او با کسى که به عدالت فرمان مى‌دهد و خود بر راه راست است یکسان است///و خدا مثلى [دیگر] مى‌زند: دو مردند که یکى از آنها لال است و هیچ کارى از او برنمى‌آید و او سربار خداوندگارش مى‌باشد. هر جا که او را مى‌فرستد خیرى به همراه نمى‌آورد. آیا او با کسى که به عدالت فرمان مى‌دهد و خود بر راه راست است یکسان است؟///و خداوند دو مرد را مثال مى‌زند که یکى از آن دو گنگ است که بر هیچ چیز توانایى ندارد و سربار مولاى خویش است، به­گونه‌اى که هر جا او را مى‌فرستد، هیچ سودى با خود نمى‌آورد. آیا او با کسى که به عدالت فرمان مى‌دهد و خود بر راه راست مى‌رود، برابر است؟///و خدا مثلی زده (بشنوید): دو نفر مرد یکی بنده‌ای باشد گنگ و از هر جهت عاجز و کل بر مولای خود که از هیچ راه، خیری به مالک خویش نرساند و دیگری مردی (آزاد و مقتدر) که به عدالت و احسان فرمان دهد و خود هم به راه مستقیم باشد، آیا این دو نفر یکسانند؟ (هرگز یکسان نیستند. مثل کافر و مؤمن بدین مثال ماند).///و [همچنین‌] خداوند از دو مرد مثلی می‌زند که یکی از آن دو گنگ است و قدرت بر هیچ کاری ندارد و سربار سرور خویش است، هر جا که می‌فرستدش، خیری به بار نمی‌آورد، آیا او و کسی که به داد فرمان می‌دهد و در راه راست می‌رود، برابرند؟///خداوند مثالی (دیگر) زده است: دو نفر را، که یکی از آن دو، گنگ مادرزاد است؛ و قادر بر هیچ کاری نیست؛ و سربار صاحبش می‌باشد؛ او را در پی هر کاری بفرستد، خوب انجام نمی‌دهد؛ آیا چنین انسانی، با کسی که امر به عدل و داد می‌کند، و بر راهی راست قرار دارد، برابر است؟!///و زده است خدا مثلی دو مرد که یکیشان گنگ است توانائی ندارد بر چیزی و او است باری بر مهتر خویش به هر سویش گرداند نیارد به خیری آیا یکسان است او با آنکه امر کند به داد و او است بر راهی راست‌///و خدا مثلی (دیگر) زد: «دو مرد هستند که یکی از آنها لال است (که) کاری از او بر نمی‌آید حال آنکه سربار سرپرستش (نیز) می‌باشد. به هر جا که او را می‌فرستد هیچ خیری (به همراه) نمی‌آورد. آیا او با کسی که به عدالت فرمان می‌دهد و بر راهی بس راست است یکسان است‌؟» quran_en_fa To Allah belongeth the Mystery of the heavens and the earth. And the Decision of the Hour (of Judgment) is as the twingkling of an eye, or even quicker: for Allah hath power over all things. غیب آسمان‌ها و زمین ویژه خداست، و کار برپا کردن قیامت برای او جز مانند یک چشم بر هم زدن یا نزدیک‌تر از آن نیست، یقینا خدا بر هر کاری تواناست.///غیب آسمان‌ها و زمین ویژه خداست، و کار برپا کردن قیامت برای او جز مانند یک چشم بر هم زدن یا نزدیک‌تر از آن نیست، یقینا خدا بر هر کاری تواناست.///از آن خداست نهان آسمانها و زمین. و فرارسیدن قیامت تنها یک چشم بر هم زدن یا نزدیک‌تر از آن است. زیرا خدا بر هر کارى تواناست.///و غیب آسمان‌ها و زمین از آن خداست، و کار قیامت جز مانند یک چشم بر هم زدن یا نزدیک‌تر از آن نیست همانا خدا بر هر چیزى قادر است///و نهان آسمانها و زمین از آن خداست، و کار قیامت جز مانند یک چشم بر هم زدن یا نزدیکتر [از آن‌] نیست، زیرا خدا بر هر چیزى تواناست.///و غیب آسمان‌ها و زمین از آن خداست. و برپایى قیامت [در سرعت و آسانى،] جز مانند چشم برهم­زدن یا نزدیک‌تر نیست. البته خداوند بر هر چیزى تواناست.///و تنها خدا بر غیب آسمانها و زمین آگاه است و بس، و کار ساعت قیامت (در سرعت و آسانی) مانند چشم بر هم زدن یا نزدیک‌تر بیش نیست، که خدا البته بر هر چیز تواناست.///و [علم‌] غیب آسمانها و زمین خداوند راست، و کار [قیام‌] قیامت، جز [به سرعت‌] چشم بر هم زدنی نیست، یا بلکه کمتر، که خداوند بر هر کاری تواناست‌///غیب آسمانها و زمین، مخصوص خداست (و او همه را می‌داند)؛ و امر قیامت (بقدری نزدیک و آسان است) درست همانند چشم برهم زدن، و یا از آن هم نزدیکتر؛ چرا که خدا بر هر چیزی تواناست!///و از آن خدا است ناپیدای آسمانها و زمین و نیست امر ساعت جز مانند بهم زدن چشم یا نزدیکتر همانا خدا است بر همه چیز توانا///و نهان آسمان‌ها و زمین تنها از خداست. و کار ساعت [: قیامت] جز مانند یک چشم برهم‌زدن یا او نزدیکتر (از آن) نیست. به‌راستی خدا بر هر چیزی بسی تواناست. quran_en_fa It is He Who brought you forth from the wombs of your mothers when ye knew nothing; and He gave you hearing and sight and intelligence and affections: that ye may give thanks (to Allah). و خدا شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالی که چیزی نمی‌دانستید، و برای شما گوش و چشم و قلب قرار داد تا سپاس گزاری کنید.///و خدا شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالی که چیزی نمی‌دانستید، و برای شما گوش و چشم و قلب قرار داد تا سپاس گزاری کنید.///خدا شما را از بطن مادرانتان بیرون آورد و هیچ نمى‌دانستید. و برایتان چشم و گوش و دل بیافرید. شاید سپاس گویید.///و خداوند شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالى که چیزى نمى‌دانستید، و براى شما گوش و دیدگان و دل‌ها قرار داد تا شکر گزارید///و خدا شما را از شکم مادرانتان -در حالى که چیزى نمى‌دانستید- بیرون آورد، و براى شما گوش و چشمها و دلها قرار داد، باشد که سپاسگزارى کنید.///و خداوند شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد، در حالى که هیچ چیز نمى‌دانستید. و براى شما گوش و چشم‌ها و دل‌ها قرار داد، شاید شما شکر کنید.///و خدا شما را از بطن مادران بیرون آورد در حالی که هیچ نمی‌دانستید و به شما گوش و چشم و قلب اعطا کرد تا مگر (دانا شوید و) شکر (این نعمتها) به جای آرید.///و خداوند [است‌] که شما را از شکمهای مادرانتان، در حالی که هیچ چیز نمی‌دانستید، بیرون آورد، و [از پیش‌] برای شما گوش و چشم و قلب آفرید، باشد که سپاس گزارید///و خداوند شما را از شکم مادرانتان خارج نمود در حالی که هیچ چیز نمی‌دانستید؛ و برای شما، گوش و چشم و عقل قرار داد، تا شکر نعمت او را بجا آورید!///و خدا برون آورد شما را از شکمهای مادرهای خویش نمی‌دانستید چیزی را و نهاد برای شما گوش و دیدگان و دلها را شاید سپاس گزارید///و خدا شما را از شکم‌های مادرانتان - در حالی که چیزی نمی‌دانید - بیرون آورد، و برای شما گوش‌ها و چشم‌ها و دل‌های فروزان نهاد؛ شاید سپاسگزاری کنید. quran_en_fa Do they not look at the birds, held poised in the midst of (the air and) the sky? Nothing holds them up but (the power of) Allah. Verily in this are signs for those who believe. آیا به پرندگان که در فضای آسمان، رام و مسخر [فرمان او] هستند، ننگریستید که آنها را [از سقوط به زمین] جز خدا نگه نمی‌دارد؛ یقینا در آن [وصفی که پرندگان دارند] نشانه هایی [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] ست برای گروهی که ایمان دارند.///آیا به پرندگان که در فضای آسمان، رام و مسخر [فرمان او] هستند، ننگریستید که آنها را [از سقوط به زمین] جز خدا نگه نمی‌دارد؛ یقینا در آن [وصفی که پرندگان دارند] نشانه هایی [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] ست برای گروهی که ایمان دارند.///آیا آن پرندگان رام‌شده در جو آسمان را نمى‌بینند؟ هیچ کس جز خدا آنها را در هوا نگاه نتواند داشت. و در این براى مردمى که ایمان مى‌آورند عبرتهاست.///آیا پرندگان را ننگریستند که [چگونه‌] در فضاى آسمان مسخرند؟ جز خدا [با ساختارى که به آنها داده‌] احدى آنها را نگاه نمى‌دارد. به راستى در این [امر] براى مردمى که ایمان مى‌آورند نشانه‌هاى [قدرت‌] است///آیا به سوى پرندگانى که در فضاى آسمان، رام شده‌اند ننگریسته‌اند؟ جز خدا کسى آنها را نگاه نمى‌دارد. راستى در این [قدرت‌نمایى‌] براى مردمى که ایمان مى‌آورند نشانه‌هایى است.///آیا به پرندگان نمى‌نگرند؟ در حالى که در فضاى آسمان رام­شده [او] هستند. جز خداوند آنها را نگاه نمى‌دارد. البته در این [پرواز] براى گروهى که ایمان مى‌آورند، نشانه‌هایى روشن است.///آیا در مرغان هوا نمی‌نگرند که در جو آسمان مسخرند و به جز خدا کسی نگهبان آنها نیست؟! در این امر برای اهل ایمان نشانه‌هایی (از قدرت حق) پدیدار است.///آیا به پرندگان ننگریسته‌اند که در فضای آسمان رام شده‌اند، و کسی جز خداوند آنها را [در آن حال‌] نگاه نمی‌دارد، بی‌گمان در این برای اهل ایمان مایه‌های عبرت است‌///آیا آنها به پرندگانی که بر فراز آسمانها نگه‌داشته شده، نظر نیفکندند؟ هیچ کس جز خدا آنها را نگاه نمی‌دارد؛ در این امر، نشانه‌هایی (از عظمت و قدرت خدا) است برای کسانی که ایمان می‌آورند!///آیا ننگریستند بسوی پرندگان که فرمانبردارانند در فضای (پهنه) آسمان نگه نداردشان جز خدا همانا در این است آیتهائی برای قومی که ایمان آرند///آیا سوی پرندگانی که در فضای آسمان رام شده‌اند ننگریسته‌اند؟ جز خدا کسی آنها را (از سقوط) نگه نمی‌دارد. به راستی در این (قدرت‌نمایی) برای مردمی که ایمان می‌آورند همانا نشانه‌هایی است. quran_en_fa It is Allah Who made your habitations homes of rest and quiet for you; and made for you, out of the skins of animals, (tents for) dwellings, which ye find so light (and handy) when ye travel and when ye stop (in your travels); and out of their wool, and their soft fibres (between wool and hair), and their hair, rich stuff and articles of convenience (to serve you) for a time. و خدا خانه هایتان را برای شما مایه آرامش و راحت قرار داد، و برای شما از پوست دام‌ها سر پناه [مانند قبه و خیمه] مقرر کرد، که آنها را روز کوچ کردنتان و هنگام اقامتتان [در جابجا کردن] سبک می‌یابید و [برای شما] از پشم‌ها و کرک‌ها و موهای آنها تا زمانی معین، وسایل زندگی و کالای تجارت پدید آورد.///و خدا خانه هایتان را برای شما مایه آرامش و راحت قرار داد، و برای شما از پوست دام‌ها سر پناه [مانند قبه و خیمه] مقرر کرد، که آنها را روز کوچ کردنتان و هنگام اقامتتان [در جابجا کردن] سبک می‌یابید و [برای شما] از پشم‌ها و کرک‌ها و موهای آنها تا زمانی معین، وسایل زندگی و کالای تجارت پدید آورد.///خدا خانه‌هایتان را جاى آرامشتان قرار داد و از پوست چهارپایان برایتان خیمه‌ها ساخت تا به هنگام سفر و به هنگام اقامت از حمل آنها در رنج نیفتید. و از پشم و کرک و مویشان، تا روز قیامت برایتان اثاث خانه و اسباب زندگى ساخت.///و خداوند براى شما از خانه‌هایتان، اسباب آرامش شما را پدید آورد و از پوست دام‌ها برایتان [خیمه و] خانه پدید آورد که با آنها در روز کوچ کردن و روز اقامتتان سبکبار باشید [و به آسانى جا به جا شوید]. و از پشم‌ها و کرک‌ها و موهاى آنها اثاث و کالا [پدید آور///و خدا براى شما خانه‌هایتان را مایه آرامش قرار داد، و از پوست دامها براى شما خانه‌هایى نهاد که آن‌ [ها] را در روز جابجا شدنتان و هنگام ماندنتان سبک مى‌یابید، و از پشمها و کرکها و موهاى آنها وسایل زندگى که تا چندى مورد استفاده است [قرار داد].///و خداوند براى شما از خانه‌هایتان، مایه‌ی آرامش قرار داد. و براى شما از پوست‌هاى چهارپایان، خیمه‌هایى قرار داد، که روز کوچ شما و روز اقامت شما، [حمل و نقل] آن را سبک و خفیف مى‌یابید. و از پشم و کرک و موهاى آنها، براى مدتى لوازم و اسباب زندگى قرار داد.///و خدا برای سکونت (دائم) شما منزلهایتان را مقرر داشت و (برای سکونت موقت سفر) از پوست و موی چهارپایان خیمه‌ها را برای شما قرار داد تا وقت حرکت و سکون سبک وزن و قابل انتقال باشد، و از پشم و کرک و موی آنها اثاثیه منزل (مانند گلیم و نمد و قالی) و متاع و اسباب زندگانی (و لباسهای فاخر) برای شما خلق فرمود که تا هنگامی معین از آن استفاده کنید.///و خداوند از خانه‌هایتان برای شما مایه آرامش پدید آورد، و برای شما از پوستهای چارپایان خیمه‌هایی پدید آورد که در روز کوچیدنتان و روز اقامتتان آن را سبکبار می‌یابید، و از پشمها و کرکها و موهای آنها اثاثیه و مایه بهره‌وری تا هنگامی معین پدید آورد///و خدا برای شما از خانه‌هایتان محل سکونت (و آرامش) قرار داد؛ و از پوست چهارپایان نیز برای شما خانه‌هایی قرار داد که روز کوچ کردن و روز اقامتتان، به آسانی می‌توانید آنها را جا به جا کنید؛ و از پشم و کرک و موی آنها، برای شما اثاث و متاع (و وسایل مختلف زندگی) تا زمان معینی قرار داد.///و خدا قرار داد برای شما از خانه‌های شما آرامشگاهی و قرار داد برای شما از پوست دامها خانه هائی که آسان برگیرید آنها را روز کوچیدن شما و روز ماندن شما و از پشمهای آنها و از کرکهای آنها و مویهای آنها ابزار و کالائی (بهره‌ای) تا هنگامی‌///و خدا برایتان از خانه‌هایتان آرامشگاهی قرار داد. و از پوست‌های حیوانات نعمت‌وار برایتان خانه‌هایی نهاد (که) با آن‌ها هنگام جابه‌جا شدنتان و هنگام ماندنتان سبک‌بار باشید، و از پشم‌ها و کرک‌ها و موهای آنها وسایل زندگی و بهره‌ای تا زمانی (معین قرار داد). quran_en_fa It is Allah Who made out of the things He created, some things to give you shade; of the hills He made some for your shelter; He made you garments to protect you from heat, and coats of mail to protect you from your (mutual) violence. Thus does He complete His favours on you, that ye may bow to His Will (in Islam). و خدا برای شما از آنچه آفریده سایه هایی قرار داد، از کوه‌ها پناه گاه هایی برایتان به وجود آورد، و تن پوش هایی برای شما قرار داد که شما را از گرما نگه می‌دارد و پیراهن هایی [مقاوم] که شما را از آسیب جنگ و نبردتان حفظ می‌کند؛ این گونه نعمت هایش را بر شما کامل می‌کند تا تسلیم فرمان‌های او شوید.///و خدا برای شما از آنچه آفریده سایه هایی قرار داد، از کوه‌ها پناه گاه هایی برایتان به وجود آورد، و تن پوش هایی برای شما قرار داد که شما را از گرما نگه می‌دارد و پیراهن هایی [مقاوم] که شما را از آسیب جنگ و نبردتان حفظ می‌کند؛ این گونه نعمت هایش را بر شما کامل می‌کند تا تسلیم فرمان‌های او شوید.///خدا براى شما از چیزهایى که آفریده است سایه‌ها پدید آورد. و در کوه‌ها برایتان غارها ساخت. و جامه‌هایى که شما را از گرما حفظ مى‌کند و جامه‌هایى که در جنگ نگهدار شماست. خدا نعمتهاى خود را اینچنین بر شما تمام مى‌کند. باشد که تسلیم فرمان او شوید.///و خداوند از آنچه آفریده براى شما سایه‌سارها فراهم آورد و از کوه‌ها برایتان پناهگاه‌هایى قرار داد و براى شما جامه‌هایى پدید کرد که از گرما نگاهتان دارد و جامه‌هایى [چون زره‌] که در [جنگ‌ها و] سختى‌هاى شما حفظتان کند. این گونه نعمت خویش را بر شما تمام///و خدا از آنچه آفریده، به سود شما سایه‌هایى فراهم آورده و از کوهها براى شما پناهگاه‌هایى قرار داده و براى شما تن‌پوشهایى مقرر کرده که شما را از گرما [و سرما] حفظ مى‌کند، و تن‌پوشها [=زره‌ها] یى که شما را در جنگتان حمایت مى‌نماید. این گونه وى نعمتش را بر شما تمام مى‌گرداند، امید که شما [به فرمانش‌] گردن نهید.///و خداوند از آنچه آفریده، براى شما سایه‌هایی قرار داد. و از کوه برایتان، غارهایی نهاد. و براى شما لباس‌هایى مقرر کرد که شما را از گرما [و سرما] حفظ مى‌کند. و لباس‌هایى که شما را از آسیب‌هاى یکدیگر نگاه می‌دارد. این­گونه [خداوند] نعمت خود را بر شما تمام مى‌کند، باشد که خود را تسلیم او کنید.///و خدای عالم برای شما سایبانها از آنچه آفریده (از درختان و سقف و دیوار و کوهها) مهیا ساخت و از غارهای کوه پوشش و اتاقها برایتان قرار داد (تا از سرما و گرما پناهی گیرید) و نیز لباسی که شما را از گرمای آفتاب (و سرمای زمستان) بپوشاند خلق کرد و نیز برای آنکه در جنگ محفوظ مانید لباسی (از آهن) مقرر گردانید. این چنین نعمت‌های خود را بر شما تمام و کامل می‌کند تا مگر (منعم را بشناسید و) مطیع و تسلیم (امر او) باشید.///و خداوند برای شما از آنچه آفریده است، سایه‌سارها و از کوهها برای شما غارها پدید آورد، و برای شما تن‌پوشهایی که شما را از گرما [و سرما] نگه دارد، و تن‌پوشهایی که شما را از آسیب همدیگر نگه می‌دارد، بدین‌سان نعمتش را بر شما تمام می‌کند باشد که تسلیم پیشه کنید///و (نیز) خداوند از آنچه آفریده است سایه‌هایی برای شما قرار داده؛ و از کوه‌ها پناهگاه‌هایی؛ و برای شما پیراهنهایی آفریده، که شما را از گرما (و سرما) حفظ می‌کند؛ و پیراهنهایی که به هنگام جنگ، حافظ شماست؛ این گونه نعمتهایش را بر شما کامل می‌کند، شاید تسلیم فرمان او شوید!///و خدا قرار داد برای شما از آنچه بیافرید سایه‌هائی و قرار داد برای شما از کوه‌ها پناهگاه‌هائی و قرار داد برای شما جامه‌هائی که نگهدارد شما را از گرما و جامه‌هائی که نگاهتان دارد از خشم خویش بدینسان انجام رساند نعمت خود را بر شما شاید اسلام آورید///و خدا از آنچه آفریده برای شما سایه‌بان‌هایی قرار داد. و از کوه‌ها برایتان پناهگاه‌هایی نهاد. و (نیز) برای شما تن‌پوش‌هایی مقرر کرد (که) شما را از گرما حفظ می‌کند، و تن‌پوش‌هایی که شما را از ناراحتی‌ها و برخوردها (ی سرما یا گرما و برخوردهای جنگی و غیر آن) نگه می‌دارد. این گونه (خدا) نعمتش را بر (سروسامان) تان تمام می‌گرداند، شاید شما (به فرمانش) گردن نهید. quran_en_fa But if they turn away, thy duty is only to preach the clear Message. پس اگر [بعد از این همه لطف و رحمت] روی از حق گرداندند [اندوهگین مشو]؛ زیرا فقط رساندن آشکار [پیام وحی] بر عهده توست.///پس اگر [بعد از این همه لطف و رحمت] روی از حق گرداندند [اندوهگین مشو]؛ زیرا فقط رساندن آشکار [پیام وحی] بر عهده توست.///اگر روى‌گردان شدند، جز این نیست که وظیفه تو تبلیغى روشنگر است.///پس اگر روى برتابند، فقط ابلاغ آشکار بر عهده‌ى توست///پس اگر رویگردان شوند، بر تو فقط ابلاغ آشکار است.///پس [اى پیامبر!] اگر روى برتافتند، تنها تبلیغ روشن بر [عهده] توست.///پس اگر باز روی بگردانند (ای رسول ما) بر تو تبلیغ روشن رسالت (و اتمام حجت) بیش نیست.///و اگر روی برتافتند [بدان‌] که بر تو پیام رسانی آشکار است‌///(با این همه،) اگر روی برتابند، (نگران مباش؛) تو فقط وظیفه ابلاغ آشکار داری.///و اگر پشت کردند پس جز این نیست که بر تو است رسانیدن آشکار///پس اگر (از حق) رویگردان شوند، بر تو فقط ابلاغ روشنگر است. quran_en_fa They recognise the favours of Allah; then they deny them; and most of them are (creatures) ungrateful. آنان نعمت خدا را می‌شناسند، سپس [از روی کبر و لجاجت] آن را انکار می‌کنند و بیشترشان کافرند.///آنان نعمت خدا را می‌شناسند، سپس [از روی کبر و لجاجت] آن را انکار می‌کنند و بیشترشان کافرند.///نعمتهاى خدا را مى‌شناسند، باز هم منکر آن مى‌شوند، زیرا بیشترشان کافرانند.///نعمت خدا را مى‌شناسند آن‌گاه منکر آن مى‌شوند و بیشترشان کافرند///نعمت خدا را مى‌شناسند، اما باز هم منکر آن مى‌شوند و بیشترشان کافرند.///[آنها] نعمت خداوند را مى‌شناسند، سپس آن را انکار مى‌کنند. و بیشتر آنان کافر و ناسپاسند.///نعمت خدا را دانسته و شناخته باز انکار می‌کنند و اکثر اینان کافرند.///[آنان‌] نعمت الهی را می‌شناسند، سپس انکارش می‌کنند، و بیشترینه‌شان ناسپاسند///آنها نعمت خدا را می‌شناسند؛ سپس آن را انکار می‌کنند؛ و اکثرشان کافرند!///می‌شناسند نعمت خدا را پس انکارش می‌کنند و بیشتر ایشانند کافران‌///نعمت خدا را می‌شناسند، سپس منکر آن می‌شوند و بیشترشان کافرند. quran_en_fa One Day We shall raise from all Peoples a Witness: then will no excuse be accepted from Unbelievers, nor will they receive any favours. و روزی را [یاد کن] که از هر امتی گواهی برمی انگیزیم، سپس به کافران نه اجازه [عذر خواهی] می‌دهند، و نه از آنان می‌خواهند که [برای به دست آوردن خشنودی خدا] عذرخواهی کنند!///و روزی را [یاد کن] که از هر امتی گواهی برمی انگیزیم، سپس به کافران نه اجازه [عذر خواهی] می‌دهند، و نه از آنان می‌خواهند که [برای به دست آوردن خشنودی خدا] عذرخواهی کنند!///روزى که از هر امتى گواهى برانگیزیم و به کافران رخصت سخن‌گفتن داده نشود و عذرشان پذیرفته نیاید.///و روزى که از هر امتى گواهى برانگیزیم، سپس به کسانى که کافر شده‌اند نه رخصتى داده مى‌شود و نه عذرشان پذیرفته مى‌گردد///و [یاد کن‌] روزى را که از هر امتى گواهى برمى‌انگیزیم، سپس به کسانى که کافر شده‌اند رخصت داده نمى‌شود و آنان مورد بخشش قرار نخواهند گرفت.///و [یاد کن] روزى را که از هر امتى شاهدى برانگیزیم. سپس به کسانى که کفر ورزیدند، اجازه [هیچ کلامى] داده نخواهد شد و آنها براى عذرخواهى فراخوانده نمى‌شوند.///و (به یاد خلق آور) روزی که (در قیامت) ما از هر امتی (رسول و) شاهدی برانگیزیم آن‌گاه به کافران اجازه سخن و اعتذار داده نشود و نه توبه و انابه و عذری از آنان پذیرند.///و روزی که از هر امتی شاهدی برانگیزیم، سپس به کافران اجازه [عذرخواهی‌] داده نشود، و عذرشان را نپذیرند///(به خاطر بیاورید) روزی را که از هر امتی گواهی بر آنان برمی‌انگیزیم؛ سپس به آنان که کفر ورزیدند، اجازه (سخن گفتن) داده نمی‌شود؛ (بلکه دست و پا و گوش و چشم، حتی پوست تن آنها گواهی می‌دهند!) و (نیز) اجازه عذرخواهی و تقاضای عفو به آنان نمی‌دهند!///و روزی که برانگیزیم از هر ملتی گواهی پس اذن داده نشود به کافران و نه عتاب از ایشان خواسته شود///و روزی از هر امتی گواهی بر می‌انگیزیم. سپس به کسانی که کافر شدند رخصت (سخنی) داده نمی‌شود و ایشان مورد سرزنش هم قرار نمی‌گیرند (که این شایستگی را هم ندارند). quran_en_fa When the wrong-doers (actually) see the Penalty, then will it in no way be mitigated, nor will they then receive respite. و چون که ستمکاران عذاب را ببینند [می یابند که هیچ راه گریزی از آن ندارند] پس [به کیفر ستمشان] نه عذاب از آنان سبک می‌شود، و نه مهلتشان دهند.///و چون که ستمکاران عذاب را ببینند [می یابند که هیچ راه گریزی از آن ندارند] پس [به کیفر ستمشان] نه عذاب از آنان سبک می‌شود، و نه مهلتشان دهند.///و ستمگران عذاب را بنگرند، عذابى که هیچ تخفیف نیابد و هیچ مهلتشان ندهند.///و چون کسانى که ستم کرده‌اند عذاب را ببینند، نه عذابشان سبک شود و نه مهلت داده شوند///و چون کسانى که ستم کرده‌اند عذاب را ببینند [شکنجه‌] آنان کاسته نمى‌گردد و مهلت نمى‌یابند.///و چون کسانى که ستم کردند، عذاب را ببینند، [دیگر] نه [عذاب] از آنان سبک مى‌گردد و نه مهلت مى‌یابند.///و روزی که ستمکاران عذاب خدا را به چشم ببینند دیگر هیچ نه تخفیف عذاب و نه مهلت (آسایش) خواهند یافت.///و چون ستم‌پیشگان عذاب را بنگرند، آنگاه نه [عذابشان‌] سبک گردد و نه مهلت داده شوند///و هنگامی که ظالمان عذاب را ببینند، نه به آنها تخفیف داده می‌شود، و نه مهلت!///و هنگامی که بینند ستمگران عذاب را پس نه از ایشان کاسته شود و نه مهلت داده شوند///و کسانی که ستم کردند هنگامی که عذاب را ببینند (از عذابشان) کاسته نمی‌گردد و نه ایشان مهلت می‌یابند. quran_en_fa When those who gave partners to Allah will see their "partners", they will say: "Our Lord! these are our 'partners,' those whom we used to invoke besides Thee." But they will throw back their word at them (and say): "Indeed ye are liars!" و زمانی که مشرکان [در عرصه قیامت] بت هایشان را که شریکان خدا قرار داده بودند ببینند، می‌گویند: پروردگارا! اینان شریکانی هستند که ما آنها را به جای تو می‌پرستیدیم [و اینان سبب گمراهی ما شدند.] ولی شریکان به آنان پاسخ می‌دهند: یقینا شما دروغگویید [؛ زیرا سبب گمراهی شما هوای نفس، کبر و لجاجت شما بود.]///و زمانی که مشرکان [در عرصه قیامت] بت هایشان را که شریکان خدا قرار داده بودند ببینند، می‌گویند: پروردگارا! اینان شریکانی هستند که ما آنها را به جای تو می‌پرستیدیم [و اینان سبب گمراهی ما شدند.] ولی شریکان به آنان پاسخ می‌دهند: یقینا شما دروغگویید [؛ زیرا سبب گمراهی شما هوای نفس، کبر و لجاجت شما بود.]///و چون مشرکان آنان را که شریک خدا مى‌ساختند، ببینند، مى‌گویند: اى پروردگار ما، اینان شریکانى هستند که ما به جاى تو آنها را مى‌خواندیم. آنان پاسخ مى‌گویند که شما دروغ مى‌گویید.///و چون مشرکان شریکان خود را ببینند گویند: پروردگارا! اینها همان شریکان ما هستند که آنها را به جاى تو مى‌خواندیم. ولى شریکان این سخن را به خودشان بر مى‌گردانند که شما حقا دروغگویید///و چون کسانى که شرک ورزیدند، شریکان خود را ببینند مى‌گویند: «پروردگارا، اینها بودند آن شریکانى که ما به جاى تو مى‌خواندیم». و [لى شریکان‌] قول آنان را رد مى‌کنند که: «شما جدا دروغگویانید.»///و چون کسانى که شرک ورزیدند، شریکان [پنداری] خود را [در قیامت] ببینند، می‌گویند: «پروردگارا! اینان شریکان ما بودند که ما به جاى تو مى‌خواندیم.» [ولى شریکان به سخن می‌آیند،] حرف آنان را به خودشان برمی‌گردانند، [و پاسخشان می‌دهند] که: «شما بی‌شک دروغگویید!»///و چون مشرکان شریکان خود را مشاهده کنند گویند: بارالها، اینانند که ما به جای تو پرستش می‌کردیم (آنها را که ما را فریب دادند به جای ما مجازات کن)، شریکان جواب دهند که شما البته دروغ می‌گویید (ما هرگز شما را به پرستش خود نخواندیم).///و چون مشرکان شریکانی را که [به جای خداوند] قائلند بنگرند، گویند پروردگارا اینان شریکانی هستند که ما به جای تو می‌پرستیدیم، آنگاه به آنان پاسخ دهند که شما دروغگویید///و هنگامی که مشرکان معبودهایی را که همتای خدا قرار دادند می‌بینند، می‌گویند: «پروردگارا! اینها همتایانی هستند که ما به جای تو، آنها را می‌خواندیم! «در این هنگام، معبودان به آنها می‌گویند: «شما دروغگو هستید! (شما هوای نفس خود را پرستش می‌کردید!)»///و هنگامی که ببینند مشرکان شریکان خود را گویند پروردگارا اینانند شریکان ما که بودیم می‌خواندیم جز تو پس افکندند بسوی ایشان سخن را که شمائید همانا دروغگویان‌///و هنگامی که کسانی که شرک ورزیدند شریکان خود را ببینند گویند: «پروردگارمان! این‌هایند شریکان ما که (آن‌ها را) مادون تو می‌خوانده‌ایم.» پس (شریکان) گفته‌ی آنان را به سویشان می‌افکنند که: «شما دروغگویانید.» quran_en_fa That Day shall they (openly) show (their) submission to Allah; and all their inventions shall leave them in the lurch. و در آن روز همه مشرکان در پیشگاه خدا سر تسلیم فرود آورند و معبودهایی را که همواره به دروغ [به عنوان شریک خدا] بر خدا می‌بستند [گم شده] از دستشان می‌رود.///و در آن روز همه مشرکان در پیشگاه خدا سر تسلیم فرود آورند و معبودهایی را که همواره به دروغ [به عنوان شریک خدا] بر خدا می‌بستند [گم شده] از دستشان می‌رود.///و در این روز به بندگى، خویشتن را تسلیم خدا کنند و آن دروغها که مى‌بافته‌اند نابود شود.///و در آن روز در برابر خدا سر تسلیم افکنند و دروغ‌هایى که مى‌ساختند بر باد رود///و آن روز در برابر خدا از در تسلیم درآیند و آنچه را که برمى‌بافتند بر باد مى‌رود.///در چنین روزى به پیشگاه خدا سر تسلیم فرود آورند و آنچه را به دروغ مى‌بافتند، از آنان محو شود.///و در آن روز همه کفار و مشرکین تسلیم فرمان خدا شوند و هر چه غیر از خدا جعل کرده و می‌پرستیدند همه از نظرشان محو و نابود شود.///و در چنین روزی با خداوند از در تسلیم درآیند و بر ساخته‌هایشان [بر باد رود و] از دید آنان ناپدید شود///و در آن روز، همگی (ناگزیر) در پیشگاه خدا تسلیم می‌شوند؛ و تمام آنچه را (نسبت به خدا) دروغ می‌بستند، گم و نابود می‌شود!///و افکندند بسوی خدا در آن روز آشتی را و گم شد از ایشان آنچه بودند دروغ می‌بستند///و آن روز سوی خدا سر تسلیم (شان) را فرود می‌آورند، و آنچه را که به دروغ بر می‌بافته‌اند از نظرشان ناپدید گردد. quran_en_fa Those who reject Allah and hinder (men) from the Path of Allah - for them will We add Penalty to Penalty; for that they used to spread mischief. آنان که کافر شدند، و مردم را از راه خدا بازداشتند، به سبب فسادی که همواره مرتکب می‌شدند، عذابی بر عذابشان می‌افزاییم.///آنان که کافر شدند، و مردم را از راه خدا بازداشتند، به سبب فسادی که همواره مرتکب می‌شدند، عذابی بر عذابشان می‌افزاییم.///آنان که کافر شدند و دیگران را از راه خدا بازداشتند، به کیفر فسادى که مى‌کردند عذابى بر عذابشان خواهیم افزود.///کسانى که کفر ورزیدند و از راه خدا بازداشتند، به سزاى آن که فساد مى‌کردند عذابى بر عذابشان مى‌افزاییم///کسانى که کفر ورزیدند و از راه خدا باز داشتند به [سزاى‌] آنکه فساد مى‌کردند عذابى بر عذابشان مى‌افزاییم.///کسانى که کافر شدند و [مردم را] از راه خدا بازداشتند، به سزاى آن که همواره فساد می‌کردند، عذابى بر عذابشان افزودیم.///آنان که خود کافر شدند و راه خدا را نیز به روی خلق بستند ما آنها را به کیفر افساد و اخلال (در کار خلق) عذابی فوق عذاب (کافران دیگر) بیفزاییم.///کسانی که کفرورزیدند و [مردمان را] از راه خدا باز داشتند، به خاطر فتنه و فسادشان عذابی بر عذابشان بیفزاییم‌///کسانی که کافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند، بخاطر فسادی که می‌کردند، عذابی بر عذابشان می‌افزاییم!///آنان که کفر ورزیدند و بازداشتند از راه خدا بیفزودیمشان عذابی بر روی عذاب بدانچه بودند فساد می‌کردند///کسانی که کافر شدند و (دیگران را هم) از راه خدا بازداشتند، به سبب آنچه افساد می‌کرده‌اند عذابی بر عذابشان افزودیم. quran_en_fa One day We shall raise from all Peoples a witness against them, from amongst themselves: and We shall bring thee as a witness against these (thy people): and We have sent down to thee the Book explaining all things, a Guide, a Mercy, and Glad Tidings to Muslims. و [یاد کن] روزی را که در هر امتی گواهی از خودشان بر آنان برمی انگیزیم، و تو را [ای پیامبر اسلام!] بر اینان گواه می‌آوریم؛ و این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر هر چیزی و هدایت و رحمت ومژده‌ای برای تسلیم شدگان [به فرمان‌های خدا] ست.///و [یاد کن] روزی را که در هر امتی گواهی از خودشان بر آنان برمی انگیزیم، و تو را [ای پیامبر اسلام!] بر اینان گواه می‌آوریم؛ و این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر هر چیزی و هدایت و رحمت ومژده‌ای برای تسلیم شدگان [به فرمان‌های خدا] ست.///و روزى باشد که از هر امتى شاهدى از خودشان بر خودشان برانگیزیم و تو را بیاوریم تا بر آنان شهادت دهى. و ما قرآن را که بیان‌کننده هر چیزى است و هدایت و رحمت و بشارت براى مسلمانان است بر تو نازل کرده‌ایم.///و [یاد کن‌] روزى را که در هر امتى گواهى از خودشان بر آنها برانگیزیم و تو را هم بر این امت گواه آوریم، و این کتاب را که بیانگر همه چیز و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتى است بر تو نازل کردیم///و [به یاد آور] روزى را که در هر امتى گواهى از خودشان برایشان برانگیزیم، و تو را [هم‌] بر این [امت‌] گواه آوریم، و این کتاب را که روشنگر هر چیزى است و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگرى است، بر تو نازل کردیم.///و [یاد کن] روزى را که در هر امتى، شاهدى بر آنان از خودشان برانگیزیم، و تو را بر آنان گواه آوریم. و بر تو این کتاب را نازل کردیم که روشنگر هر چیز است و مایه‌ى هدایت و رحمت و بشارت براى مسلمانان است.///و روزی که ما در میان هر امتی از (رسولان) خودشان گواهی بر آنان برانگیزیم و تو را (ای محمد) بر این امت گواه آریم (آن روز سخت را یاد کن و امت را متذکر ساز)، و ما بر تو این کتاب (قرآن عظیم) را فرستادیم تا حقیقت هر چیز را روشن کند و برای مسلمین هدایت و رحمت و بشارت باشد.///و روزی که از هر امتی شاهدی از خودشان بر آنان برانگیزیم و تو را بر اینان شاهد آوریم [تا چه خواهند کرد] و کتاب آسمانی [قرآن‌] را بر تو نازل کردیم که روشنگر همه چیز است، و برای مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارت است‌///(به یاد آورید) روزی را که از هر امتی، گواهی از خودشان بر آنها برمی‌انگیزیم؛ و تو را گواه بر آنان قرارمی‌دهیم! و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز، و مایه هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمانان است!///و روزی که برانگیزانیم از هر ملتی گواهی را بر ایشان از خود ایشان و بیاریم تو را بر اینان گواه و فرستادیم بر تو کتاب را بیانی برای همه چیز و هدایت و رحمت و بشارتی برای مسلمین‌///و (یادآور) روزی که در هر امتی گواهی بر ایشان از خودشان برانگیزیم و تو را (هم) بر (همه‌ی) اینان گواه آوریم. و این کتاب را به تدریج بر تو فرو فرستادیم در حالی که برای هر چیزی روشنگر است و (نیز) هدایت و رحمت و بشارت برای اسلام آورندگان است. quran_en_fa Allah commands justice, the doing of good, and liberality to kith and kin, and He forbids all shameful deeds, and injustice and rebellion: He instructs you, that ye may receive admonition. به راستی خدا به عدالت و احسان و بخشش به خویشاوندان فرمان می‌دهد، و از فحشا و منکر و ستم‌گری نهی می‌کند. شما را اندرز می‌دهد تا متذکر [این حقیقت] شوید [که فرمان‌های الهی، ضامن سعادت دنیا و آخرت شماست.]///به راستی خدا به عدالت و احسان و بخشش به خویشاوندان فرمان می‌دهد، و از فحشا و منکر و ستم‌گری نهی می‌کند. شما را اندرز می‌دهد تا متذکر [این حقیقت] شوید [که فرمان‌های الهی، ضامن سعادت دنیا و آخرت شماست.]///خدا به عدل و احسان و بخشش به خویشاوندان فرمان مى‌دهد. و از فحشا و زشتکارى و ستم نهى مى‌کند. شما را پند مى‌دهد، باشد که پذیراى پند شوید.///همانا خداوند به عدل و احسان و بخشش به خویشان فرمان مى‌دهد و از فحشا و زشتکارى و ستم نهى مى‌کند. شما را پند مى‌دهد، باشد که بیدار شوید///در حقیقت، خدا به دادگرى و نیکوکارى و بخشش به خویشاوندان فرمان مى‌دهد و از کار زشت و ناپسند و ستم باز مى‌دارد. به شما اندرز مى‌دهد، باشد که پند گیرید.///خداوند [مردم را] به عدل و احسان و دادن [حق] خویشاوندان، فرمان مى‌دهد و از کارهاى زشت و ناپسند و تجاوز، نهى مى‌فرماید. او شما را پند مى‌دهد، باشد که متذکر شوید.///همانا خدا (خلق را) فرمان به عدل و احسان می‌دهد و به بذل و عطاء خویشاوندان امر می‌کند و از افعال زشت و منکر و ظلم نهی می‌کند و به شما پند می‌دهد، باشد که موعظه خدا را بپذیرید.///به راستی خداوند به عدل و احسان و ادای حق خویشاوندان فرمان می‌دهد، و از ناشایستی و کار ناپسند و سرکشی باز می‌دارد، او شما را اندرز می‌دهد باشد که پند گیرید///خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان می‌دهد؛ و از فحشا و منکر و ستم، نهی می‌کند؛ خداوند به شما اندرز می‌دهد، شاید متذکر شوید!///همانا خدا امر می‌کند به داد و نیکی و دادن خویشاوندان و نهی می‌کند از فحشاء و ناشایست و ستم اندرز دهد شما را شاید یادآور شوید///محققا خدا به دادگری و نیکوکاری و بخشش به خویشان نزدیکتر فرمان می‌دهد و از زشتکاری آشکار و (کار) ناپسند و ستم باز می‌دارد (و) شما را اندرز می‌دهد، شاید شما (حقایق) را به خوبی یاد آورید. quran_en_fa Fulfil the Covenant of Allah when ye have entered into it, and break not your oaths after ye have confirmed them; indeed ye have made Allah your surety; for Allah knoweth all that ye do. و به پیمان خدا چون پیمان بستید، وفا کنید و سوگند را پس از محکم کردنش [به وسیله عزم و قصد قطعی] در حالی که خدا را بر خود ضامن و کفیل قرار داده‌اید، نشکنید؛ یقینا خدا آنچه را انجام می‌دهید، می‌داند.///و به پیمان خدا چون پیمان بستید، وفا کنید و سوگند را پس از محکم کردنش [به وسیله عزم و قصد قطعی] در حالی که خدا را بر خود ضامن و کفیل قرار داده‌اید، نشکنید؛ یقینا خدا آنچه را انجام می‌دهید، می‌داند.///چون با خدا پیمان بستید بدان وفا کنید و چون سوگند اکید خوردید آن را مشکنید، که خدا را ضامن خویش کرده‌اید و او مى‌داند که چه مى‌کنید.///و چون با خدا پیمان بستید بدان وفا کنید و سوگندهاى خود را پس از محکم ساختن آنها نشکنید در حالى که خدا را بر خود ضامن قرار داده‌اید. بى‌شک خدا از آنچه مى‌کنید آگاه است///و چون با خدا پیمان بستید، به پیمان خود وفا کنید و سوگندهاى [خود را] پس از استوار کردن آنها مشکنید، با اینکه خدا را بر خود ضامن [و گواه‌] قرار داده‌اید، زیرا خدا آنچه را انجام مى‌دهید مى‌داند.///و آن­گاه که پیمان بستید، به عهد خدا وفادار باشید و سوگندها را پس از استوار ساختنش نشکنید؛ زیرا که خدا را بر خودتان کفیل [و گواه و ضامن] قرار داده‌اید. البته خداوند آنچه را انجام مى‌دهید، مى‌داند.///و چون با خدا (و رسول و بندگانش) عهدی بستید بدان عهد وفا کنید و هرگز سوگند و پیمان را که مؤکد و استوار کردید مشکنید، چرا که خدا را بر خود ناظر و گواه گرفته‌اید؛ همانا خدا به هر چه می‌کنید آگاه است.///و به عهد الهی چون پیمان بستید وفا کنید و سوگندهایتان را پس از مؤکد داشتن آنها، مشکنید، حال آنکه خداوند را بر خود [در آن سوگندها] ضامن گرفته‌اید، بی‌گمان خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است‌///و هنگامی که با خدا عهد بستید، به عهد او وفا کنید! و سوگندها را بعد از محکم ساختن نشکنید، در حالی که خدا را کفیل و ضامن بر (سوگند) خود قرار داده‌اید، به یقین خداوند از آنچه انجام می‌دهید، آگاه است!///و وفا کنید به عهد خدا گاهی که عهد بندید و نشکنید سوگندها را بعد از استوار کردن آنها حالی که قرار دادید خدا را بر خویش نگهبان همانا خدا می‌داند آنچه را می‌کنید///و هنگامی که با خدا پیمان بستید به پیمانتان وفا کنید، و سوگندها (خودی) را پس از استوار کردنشان مشکنید؛ حال آنکه محققا خدا را بر خود ضامن (و گواه) قرار دادید. به‌راستی خدا آنچه را انجام می‌دهید می‌داند. quran_en_fa And be not like a woman who breaks into untwisted strands the yarn which she has spun, after it has become strong. Nor take your oaths to practise deception between yourselves, lest one party should be more numerous than another: for Allah will test you by this; and on the Day of Judgment He will certainly make clear to you (the truth of) that wherein ye disagree. و مانند آن [زنی] که پشم‌های تابیده خود را پس از استحکام و استواری وا می‌تابانید، نباشید که سوگندهایتان را میان خود به بهانه اینکه گروهی [چون مشرکان] از گروهی [چون مؤمنان] از نظر نفرات و امکانات افزون ترند، مایه خیانت و فساد قرار دهید [به این صورت که از روی تظاهر، مؤمنان را با سوگندهایتان دلخوش کنید که با آنان هستید، و در پشت پرده سوگندهایتان را بشکنید، و به خیال اینکه از ضربه‌های دشمن در امان بمانید، به دشمن بپیوندید] جز این نیست که خدا شما را به وسیله آن [نفرات اندک وافزونی نفرات دشمن] آزمایش می‌کند، و روز قیامت آنچه را [از حق و باطل] همواره در آن اختلاف می‌کردید، برای شما روشن می‌سازد.///و مانند آن [زنی] که پشم‌های تابیده خود را پس از استحکام و استواری وا می‌تابانید، نباشید که سوگندهایتان را میان خود به بهانه اینکه گروهی [چون مشرکان] از گروهی [چون مؤمنان] از نظر نفرات و امکانات افزون ترند، مایه خیانت و فساد قرار دهید [به این صورت که از روی تظاهر، مؤمنان را با سوگندهایتان دلخوش کنید که با آنان هستید، و در پشت پرده سوگندهایتان را بشکنید، و به خیال اینکه از ضربه‌های دشمن در امان بمانید، به دشمن بپیوندید] جز این نیست که خدا شما را به وسیله آن [نفرات اندک وافزونی نفرات دشمن] آزمایش می‌کند، و روز قیامت آنچه را [از حق و باطل] همواره در آن اختلاف می‌کردید، برای شما روشن می‌سازد.///و همانند آن زن که رشته‌اى را که محکم تافته بود از هم گشود و قطعه قطعه کرد مباشید، تا سوگندهاى خود را وسیله فریب یکدیگر سازید بدین بهانه که گروهى بیشتر از گروه دیگر است. خدا شما را بدان مى‌آزماید، و در روز قیامت چیزى را که در آن اختلاف مى‌کردید برایتان بیان مى‌کند.///و مانند آن زنى نباشید که رشته خود را پس از محکم تابیدن از هم واکرد که سوگندهاى خود را به خاطر این که گروهى جمعیتشان افزون‌تر از دیگرى است [بشکنید و پیمان خود را با پیامبر لغو کنید و آن را] وسیله تقلب میان خود قرار دهید. جز این نیست که خدا شما را بدی///و مانند آن [زنى‌] که رشته خود را پس از محکم بافتن، [یکى یکى‌] از هم مى‌گسست مباشید که سوگندهاى خود را میان خویش وسیله [فریب و] تقلب سازید [به خیال این‌] که گروهى از گروه دیگر [در داشتن امکانات‌] افزونترند. جز این نیست که خدا شما را بدین وسیله مى‌آزماید و روز قیامت در آنچه اختلاف مى‌کردید، قطعا براى شما توضیح خواهد داد.///و مانند آن زن [سبک مغز] نباشید که بافته‌ى خویش را پس از محکم بافتن، وامى‌تابید! [چنین نباشید] که سوگندهایتان را میان خود به بهانه‌ی این که گروهى ز گروهى دیگر از نظر نفرات و امکانات افزون‌ترند، مایه‌ی خیانت و فساد قرار دهید. جز این نیست که خداوند شما را با آن سوگندها، آزمایش مى‌کند و حتما آنچه را که در آن اختلاف مى‌کردید، در قیامت برایتان روشن خواهد ساخت.///و (در مثل) مانند زنی که رشته خود را پس از تابیدن محکم وا تابید نباشید، که عهد و قسم‌های استوار و محکم خود را برای فریب یکدیگر و فسادکاری به کار برید برای آنکه قومی بر قوم دیگر تفوق دارند، زیرا خدا شما را به این عهد و قسمها می‌آزماید و در روز قیامت همه (تقلبها و) اختلافات شما را بر شما آشکار خواهد ساخت.///و همانند زنی مباشید که پشمهایی را که می‌بافت، پس از محکم داشتنش، رشته رشته وامی‌تافت، تا سوگندهایتان را دستاویز دغلی کنید، به خیال اینکه امتی از امت دیگر بیشتر و پیشتر است، جز این نیست که خداوند به آن می‌آزمایدتان، و سرانجام در روز قیامت، [حقیقت‌] آنچه را در آن اختلاف داشتید برایتان روشن خواهد ساخت‌///همانند آن زن (سبک مغز) نباشید که پشمهای تابیده خود را، پس از استحکام، وامی‌تابید! در حالی که (سوگند و پیمان) خود را وسیله خیانت و فساد قرار می‌دهید؛ بخاطر اینکه گروهی، جمعیتشان از گروه دیگر بیشتر است (و کثرت دشمن را بهانه‌ای برای شکستن بیعت با پیامبر می‌شمرید)! خدا فقط شما را با این وسیله آزمایش می‌کند؛ و به یقین روز قیامت، آنچه را در آن اختلاف داشتید، برای شما روشن می‌سازد!///و نباشید مانند آن زن که واتابید رشته خود را پس از استوارشدن تارهائی گسیخته که برگیرید سوگندهای خویش را نیرنگی میان خویش تا بشود گروهی فزوده‌تر از گروهی جز این نیست که بیازماید شما را خدا بدان و بیان می‌کند برای شما روز قیامت آنچه را بودید در آن اختلاف می‌کردید///و مانند آن زنی نباشید - که رشته‌ی تابیده‌ی خود را پس از محکم کردنی از هم گسست - که سوگندهای خود را میان خویش وسیله‌ی (فریب و) تقلب سازید (به خیال این) که گروهی از گروه دیگر (در داشتن امکانات) افزون باشند. فقط خدا شما را بدین وسیله می‌آزماید و (نیز) برای اینکه روز قیامت در آنچه اختلاف می‌کرده‌اید برای شما آشکار سازد. quran_en_fa If Allah so willed, He could make you all one people: But He leaves straying whom He pleases, and He guides whom He pleases: but ye shall certainly be called to account for all your actions. اگر خدا می‌خواست شما را [بر محور هدایت] یک امت قرار می‌داد [اماهدایت اجباری فاقد ارزش است]، ولی هر کس را بخواهد [به کیفر لجاجت وتکبرش] گمراه می‌کند و هر کس را بخواهد هدایت می‌نماید؛ و مسلما ازآنچه همواره انجام می‌دادید، بازپرسی خواهیدشد.///اگر خدا می‌خواست شما را [بر محور هدایت] یک امت قرار می‌داد [اماهدایت اجباری فاقد ارزش است]، ولی هر کس را بخواهد [به کیفر لجاجت وتکبرش] گمراه می‌کند و هر کس را بخواهد هدایت می‌نماید؛ و مسلما ازآنچه همواره انجام می‌دادید، بازپرسی خواهیدشد.///اگر خدا مى‌خواست، همه شما را یک امت کرده بود، ولى هر که را بخواهد گمراه مى‌سازد و هر که را بخواهد هدایت مى‌کند و از هر کارى که مى‌کنید بازخواست مى‌شوید.///و اگر خدا مى‌خواست، همه شما را یک امت قرار مى‌داد، ولى هر که را بخواهد گمراه مى‌کند و هر که را بخواهد هدایت مى‌کند، و حتما از آنچه انجام مى‌دادید سؤال خواهید شد///و اگر خدا مى‌خواست قطعا شما را امتى واحد قرار مى‌داد، ولى هر که را بخواهد بیراه و هر که را بخواهد هدایت مى‌کند و از آنچه انجام مى‌دادید حتما سؤال خواهید شد.///و اگر خداوند خواسته بود، [همه‌ی شما را به اجبار] یک امت [مؤمن و] متحد قرار داده بود، [تا میان شما هیچ اختلافى نباشد، ولى این اجبار و اکراه، خلاف سنت و برنامه اوست. بنابراین] هر که را بخواهد، گمراه مى‌کند [و به حال خودش وامى‌گذارد] و هر که را بخواهد [و شایسته ببیند،] هدایت مى‌کند. و قطعا شما از آنچه انجام مى‌دادید، بازخواست خواهید شد.///و اگر خدا می‌خواست (به مشیت ازلی) همه بشر را یک امت قرار می‌داد (و هیچ‌گونه اختلافات نژاد و زبان و ملیت در بشر نمی‌گذاشت) و لیکن (این اختلافات برای امتحان است و پس از امتحان) هر که را بخواهد به گمراهی وا می‌گذارد و هر که را بخواهد هدایت می‌کند، و البته آنچه می‌کرده‌اید از همه سؤال خواهید شد.///و اگر خداوند می‌خواست شما را امت یگانه‌ای قرار می‌داد، ولی هر که را بخواهد بیراه می‌گذارد، و هر که را بخواهد به راه می‌آورد، و از چون و چند آنچه می‌کردید، از شما خواهند پرسید///و اگر خدا می‌خواست، همه شما را امت واحدی قرارمی‌داد؛ (و همه را به اجبار وادار به ایمان می‌کرد؛ اما ایمان اجباری فایده‌ای ندارد!) ولی خدا هر کس را بخواهد (و شایسته بداند) گمراه، و هر کس را بخواهد (و لایق بداند) هدایت می‌کند! (به گروهی توفیق هدایت داده، و از گروهی سلب می‌کند!) و یقینا شما از آنچه انجام می‌دادید، بازپرسی خواهید شد!///و اگر می‌خواست خدا هر آینه می‌گردانید شما را یک ملت و لیکن گمراه کند هر که را خواهد و رهبری کند هرکه را خواهد و هر آینه پرسیده شوید البته از آنچه بودید می‌کردید///و اگر خدا بخواهد بی‌چون شما را امتی یگانه می‌کند. ولی هر که را بخواهد بیراه می‌کند و هر که را بخواهد به راه می‌آورد. و به راستی از آنچه انجام می‌داده‌اید بی‌گمان پرسیده خواهید شد. quran_en_fa And take not your oaths, to practise deception between yourselves, with the result that someone's foot may slip after it was firmly planted, and ye may have to taste the evil (consequences) of having hindered (men) from the Path of Allah, and a Mighty Wrath descend on you. و سوگندهایتان را میان خود مایه خیانت و فساد قرار ندهید که در نتیجه، قدمی پس از استواریش بلغزد؛ و به سبب آنکه مردم را از راه خدا بازداشتید [در این دنیا] سختی و ناگواری بچشید، و برای شما [در آخرت] عذابی بزرگ باشد.///و سوگندهایتان را میان خود مایه خیانت و فساد قرار ندهید که در نتیجه، قدمی پس از استواریش بلغزد؛ و به سبب آنکه مردم را از راه خدا بازداشتید [در این دنیا] سختی و ناگواری بچشید، و برای شما [در آخرت] عذابی بزرگ باشد.///سوگندهاى خود را وسیله فریب یکدیگر مسازید تا قدمى را که استوار ساخته‌اید بلغزد و به سبب اعراض از راه خدا گرفتار بدى شوید و به عذابى بزرگ گرفتار آیید.///و سوگندهاى خود را دستاویز تقلب میان خود قرار ندهید تا مبادا گامى پس از استواریش بلغزد و به سزاى آن که [مردم را] از راه خدا بازداشته‌اید آثار سوء آن را بچشید و براى شما عذابى بزرگ باشد///و زنهار، سوگندهاى خود را دستاویز تقلب میان خود قرار مدهید، تا گامى بعد از استواریش بلغزد، و شما به [سزاى‌] آنکه [مردم را] از راه خدا باز داشته‌اید دچار شکنجه شوید و براى شما عذابى بزرگ باشد.///و سوگندهایتان را مایه‌ى فریب میان خودتان قرار ندهید، تا مبادا گامى بعد از استوارى‌اش بلغزد، و به خاطر بازداشتن [مردم] از راه خدا، بدى را خواهید چشید. و براى شما عذابى بزرگ است.///و عهد و سوگندهای خود را برای فریب یکدیگر به کار مبرید تا آن که ثابت قدم است نیز (به فریب و سوگند دروغ) بلغزد و از این که راه خدا را (بر خلق) بستید همه به سختی مبتلا شوید و به عذابی بزرگ گرفتار گردید.///و سوگندهایتان را دستاویز دغلی در بین خودتان قرار مدهید که لغزش قدمی، پس از استواری‌اش پیش آید، و به خاطر آنکه از راه خدا باز داشتید، عذاب بچشید و برایتان عذابی سهمگین [در پیش‌] است‌///سوگندهایتان را وسیله تقلب و خیانت در میان خود قرار ندهید، مبادا گامی بعد از ثابت‌گشتن (بر ایمان) متزلزل شود؛ و به خاطر بازداشتن (مردم) از راه خدا، آثار سوء آن را بچشید! و برای شما، عذاب عظیمی خواهد بود!///و نگیرید سوگندهای خود را نیرنگی میان خود تا بلغزد قدمی پس از استواریش و بچشید زشتی را بدانچه بازداشتید از راه خدا و برای شما است عذابی بزرگ‌///و سوگندهای خودتان را دستاویز تقلب میان خودتان قرار مدهید تا گامی بعد از استواریش بلغزد و شما به (سزای) آنچه (مردم را) از راه خدا بازداشته‌اید بدی را بچشید. و (اگر چنان کنید) برای شما عذابی بزرگ است. quran_en_fa Nor sell the covenant of Allah for a miserable price: for with Allah is (a prize) far better for you, if ye only knew. و پیمان خدا را به بهایی اندک نفروشید؛ زیرا آنچه نزد خداست، برای شما بهتر است، اگر بدانید [که ارزش وفای به پیمان خدا قابل مقایسه با همه دنیا نیست.]///و پیمان خدا را به بهایی اندک نفروشید؛ زیرا آنچه نزد خداست، برای شما بهتر است، اگر بدانید [که ارزش وفای به پیمان خدا قابل مقایسه با همه دنیا نیست.]///پیمان خدا را به بهایى اندک مفروشید زیرا، اگر بدانید، آنچه در نزد خداست برایتان بهتر است.///و پیمان خدا را به بهاى ناچیزى مفروشید همانا آنچه نزد خداست همان براى شما بهتر است اگر مى‌دانستید///و پیمان خدا را به بهاى ناچیزى مفروشید، زیرا آنچه نزد خداست -اگر بدانید- همان براى شما بهتر است.///و پیمان خدا را با بهاى کمى معامله نکنید، زیرا اگر بدانید، آنچه نزد خداست، همان براى شما بهتر است.///و عهد خدا را به بهایی اندک معامله نکنید؛ که آنچه (از نعمت ابد) نزد خداست اگر بفهمید بسیار شما را بهتر است (از آن منفعتی که به نقض عهد بیابید).///و پیمان الهی را به بهای ناچیزی مفروشید، زیرا اگر بدانید آنچه در نزد خداوند است، برایتان بهتر است‌///و (هرگز) پیمان الهی را با بهای کمی مبادله نکنید (و هر بهایی در برابر آن ناچیز است!) آنچه نزد خداست، برای شما بهتر است اگر می‌دانستید.///و نفروشید پیمان خدا را به بهائی کم همانا آنچه نزد خدا است بهتر است برای شما اگر باشید که بدانید///و با پیمان خدا بهایی ناچیز را نخرید. تنها آنچه نزد خداست - اگر می‌دانسته‌اید - همان برایتان نیکی‌ای است. quran_en_fa What is with you must vanish: what is with Allah will endure. And We will certainly bestow, on those who patiently persevere, their reward according to the best of their actions. آنچه [از ثروت و مال] نزد شماست، فانی می‌شود و آنچه [از پاداش و ثواب] نزد خداست، باقی می‌ماند، و قطعا آنان که [برای دینشان] شکیبایی ورزیدند، پاداششان را بر پایه بهترین عملی که همواره انجام می‌داده‌اند، می‌دهیم.///آنچه [از ثروت و مال] نزد شماست، فانی می‌شود و آنچه [از پاداش و ثواب] نزد خداست، باقی می‌ماند، و قطعا آنان که [برای دینشان] شکیبایی ورزیدند، پاداششان را بر پایه بهترین عملی که همواره انجام می‌داده‌اند، می‌دهیم.///آنچه نزد شماست فنا مى‌شود و آنچه نزد خداست باقى مى‌ماند. و آنان را که شکیبایى ورزیدند پاداشى بهتر از کردارشان خواهیم داد.///آنچه نزد شماست تمام شدنى است و آنچه نزد خداست ماندنى است، و قطعا به کسانى که شکیبایى کرده‌اند اجرشان را بر اساس بهترین کارى که مى‌کردند مى‌دهیم///آنچه پیش شماست تمام مى‌شود و آنچه پیش خداست پایدار است، و قطعا کسانى را که شکیبایى کردند به بهتر از آنچه عمل مى‌کردند، پاداش خواهیم داد.///آنچه نزد شماست، به پایان مى‌رسد، و آنچه نزد خداست، باقى و پایدار است. و کسانى که صبر پیشه کردند، پاداششان را بر پایه‌ی نیکوترین کارى که مى‌کرده‌اند، خواهیم داد.///آنچه نزد شماست همه نابود خواهد شد و آنچه نزد خداست (از ذخائر اعمال نیک و ثواب آخرت، تا ابد) باقی خواهد بود و البته اجری که به صابران بدهیم اجری است بسیار بهتر از عملی که به جا می‌آوردند.///آنچه نزد شماست، به پایان می‌رسد و آنچه نزد خداوند است، پاینده است، و به کسانی که شکیبایی‌ورزیده‌اند، به بهتر از آنچه کرده‌اند پاداششان را می‌پردازیم‌///آنچه نزد شماست فانی می‌شود؛ اما آنچه نزد خداست باقی است؛ و به کسانی که صبر و استقامت پیشه کنند، مطابق بهترین اعمالی که انجام می‌دادند پاداش خواهیم داد.///آنچه نزد شما است پایان یابد و آنچه نزد خدا است پاینده است و هر آینه پاداش دهیم آنان را که صبر ورزیدند مزدشان را به نکوترین چیزی که بودند می‌کردند///آنچه نزد شماست نابود می‌شود و آنچه نزد خداست پایدار است. و همواره کسانی را که شکیبایی کردند به بهتر از آنچه عمل می‌کردند، همانا پاداش خواهیم داد. quran_en_fa Whoever works righteousness, man or woman, and has Faith, verily, to him will We give a new Life, a life that is good and pure and We will bestow on such their reward according to the best of their actions. از مرد و زن، هر کس کار شایسته انجام دهد در حالی که مؤمن است، مسلما او را به زندگی پاک و پاکیزه‌ای زنده می‌داریم و پاداششان را بر پایه بهترین عملی که همواره انجام می‌داده‌اند، می‌دهیم.///از مرد و زن، هر کس کار شایسته انجام دهد در حالی که مؤمن است، مسلما او را به زندگی پاک و پاکیزه‌ای زنده می‌داریم و پاداششان را بر پایه بهترین عملی که همواره انجام می‌داده‌اند، می‌دهیم.///هر زن و مردى که کارى نیکو انجام دهد، اگر ایمان آورده باشد زندگى خوش و پاکیزه‌اى بدو خواهیم داد و پاداشى بهتر از کردارشان عطا خواهیم کرد.///هر کس از مرد یا زن کار شایسته کند- در حالى که مؤمن باشد- قطعا او را با زندگى پاکیزه‌اى حیات حقیقى مى‌بخشیم و مسلما اجرشان را بر پایه بهترین کارى که مى‌کردند مى‌دهیم///هر کس -از مرد یا زن- کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعا او را با زندگى پاکیزه‌اى، حیات [حقیقى‌] بخشیم، و مسلما به آنان بهتر از آنچه انجام مى‌دادند پاداش خواهیم داد.///هر کس از مرد یا زن که مؤمن باشد و کار شایسته کند، حتما به زندگى پاک و پسندیده‌اى زنده‌اش مى‌داریم و قطعا پاداششان را بر پایه‌ى نیکوترین کارى که مى‌کرده‌اند، خواهیم داد.///هر کس از مرد و زن کار نیکی به شرط ایمان به خدا به جای آرد ما او را به زندگانی خوش و با سعادت زنده ابد می‌گردانیم و اجری بسیار بهتر از عمل نیکی که می‌کردند به آنان عطا می‌کنیم.///هر کس از مرد یا زن که کار نیک کند و مؤمن باشد، به زندگانی پاک و پسندیده‌ای زنده‌اش می‌داریم و به بهتر از آنچه کرده‌اند پاداششان را می‌پردازیم‌///هر کس کار شایسته‌ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می‌داریم؛ و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام می‌دادند، خواهیم داد.///آنکو کردار شایسته کند از نر یا ماده حالی که مؤمن باشد هر آینه زنده داریمش زندگیی پاکیزه و همانا پاداششان دهیم مزدشان را به بهتر چیزی که بودند می‌کردند///هر کس - از مرد یا زن - در حال ایمانش (کار) شایسته‌ای انجام دهد همواره او را به‌راستی زندگی‌ای پاکیزه می‌بخشیم و به‌درستی به آنان بهتر از آنچه انجام می‌دادند بس پاداش خواهیم داد. quran_en_fa When thou dost read the Qur'an, seek Allah's protection from Satan the rejected one. پس هنگامی که قرآن می‌خوانی از شیطان رانده شده به خدا پناه ببر.///پس هنگامی که قرآن می‌خوانی از شیطان رانده شده به خدا پناه ببر.///و چون قرآن بخوانى، از شیطان رجیم به خدا پناه ببر.///پس آن‌گاه که قرآن بخوانى از شیطان مطرود به خدا پناه بر///پس چون قرآن مى‌خوانى از شیطان مطرود به خدا پناه بر،///پس هرگاه خواستى قرآن بخوانى، از [شر] شیطان رانده­شده به خداوند پناه ببر!///(ای رسول ما) چون خواهی تلاوت قرآن کنی اول از شر وسوسه شیطان مردود به خدا پناه بر.///پس چون خواهی قرآن بخوانی، از [شر] شیطان مطرود به خداوند پناه ببر///هنگامی که قرآن می‌خوانی، از شر شیطان مطرود، به خدا پناه بر!///و هنگامی که می‌خوانی قرآن را پناه بر به خدا از شیطان رانده‌شده‌///پس چون قرآن بخوانی، از (شر) شیطان مطرود، ازخدا همی پناه بخواه. quran_en_fa No authority has he over those who believe and put their trust in their Lord. یقینا او بر کسانی که ایمان آورده‌اند وهمواره بر پروردگارشان توکل می‌کنند، تسلطی ندارد.///یقینا او بر کسانی که ایمان آورده‌اند وهمواره بر پروردگارشان توکل می‌کنند، تسلطی ندارد.///شیطان را بر کسانى که ایمان آورده‌اند و بر خدا توکل مى‌کنند تسلطى نیست.///چرا که او را بر کسانى که ایمان آورده‌اند و بر خداى خود توکل مى‌کنند تسلطى نیست///چرا که او را بر کسانى که ایمان آورده‌اند، و بر پروردگارشان توکل مى‌کنند، تسلطى نیست.///البته شیطان برکسانى که ایمان آورده و بر پروردگارشان توکل مى‌کنند، تسلطى ندارد.///که البته شیطان را هرگز بر کسانی که به خدا ایمان آورده و بر پروردگارشان توکل و اعتماد می‌کنند تسلط نخواهد بود.///آری او بر کسانی که ایمان آورده‌اند و بر پروردگارشان توکل کرده‌اند، دست ندارد///چرا که او، بر کسانی که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکل می‌کنند، تسلطی ندارد.///همانا نیست او را فرمانروائی بر آنان که ایمان آورند و بر پروردگار خویش توکل کنند///بی‌گمان او را بر کسانی که ایمان آوردند و بر پروردگارشان توکل می‌کنند سلطه‌ای نیست. quran_en_fa His authority is over those only, who take him as patron and who join partners with Allah. تسلطش فقط بر کسانی است که او را سرپرست و دوست خود گرفته‌اند و بر کسانی است که [به وسیله اغواگری او] برای خدا شریک قرار داده‌اند.///تسلطش فقط بر کسانی است که او را سرپرست و دوست خود گرفته‌اند و بر کسانی است که [به وسیله اغواگری او] برای خدا شریک قرار داده‌اند.///تسلط او تنها بر کسانى است که دوستش مى‌دارند و به خدا شرک مى‌آورند.///تسلط او تنها بر کسانى است که او را سرپرست مى‌گیرند و بر کسانى است که به خدا شرک مى‌ورزند///تسلط او فقط بر کسانى است که وى را به سرپرستى برمى‌گیرند، و بر کسانى که آنها به او [=خدا] شرک مى‌ورزند.///غلبه و سلطه‌ی شیطان تنها بر کسانى است که [با پیروى از او] سلطه و ولایت او را مى‌پذیرند، و [بر] کسانى است که براى خدا شریک قرار داده‌اند.///تنها تسلط شیطان بر آن نفوسی است که او را دوست گرفته‌اند و کسانی که (به اغوای او) به خدا شرک می‌آورند.///سلطه او فقط بر کسانی است که دوستدارش هستند و کسانی که به خداوند شرک می‌ورزند///تسلط او تنها بر کسانی است که او را به سرپرستی خود برگزیده‌اند، و آنها که نسبت به او [= خدا] شرک می‌ورزند (و فرمان شیطان را به جای فرمان خدا، گردن می‌نهند)///جز این نیست که فرمانروائی او بر آنان است که دوست دارندش و آنان که بدو شرک می‌ورزند///سلطه‌ی او [: شیطان] تنها بر کسانی است که وی را به سرپرستی بر می‌گیرند و (بر) کسانی که به وسیله‌‌ی او [: شیطان] مشرکانند. quran_en_fa When We substitute one revelation for another,- and Allah knows best what He reveals (in stages),- they say, "Thou art but a forger": but most of them understand not. و هنگامی که آیه‌ای را [که در بردارنده حکم جدیدی است] جایگزین آیه دیگر می‌کنیم، در حالی که خدا به آنچه نازل می‌کند داناتر است، مخالفان می‌گویند: تو فقط [بر خدا] دروغ می‌بندی!! [چنین نیست که می‌گویند] بلکه بیشترشان [اسرار تبدیل احکام را] نمی‌دانند.///و هنگامی که آیه‌ای را [که در بردارنده حکم جدیدی است] جایگزین آیه دیگر می‌کنیم، در حالی که خدا به آنچه نازل می‌کند داناتر است، مخالفان می‌گویند: تو فقط [بر خدا] دروغ می‌بندی!! [چنین نیست که می‌گویند] بلکه بیشترشان [اسرار تبدیل احکام را] نمی‌دانند.///چون آیه‌اى را جانشین آیه دیگر کنیم، خدا بهتر مى‌داند که چه چیز نازل کند. گفتند که تو دروغ مى‌بافى، نه، بیشترینشان نادانند.///و چون حکمى را به جاى حکم دیگر بیاوریم در حالى که خدا به آنچه نازل مى‌کند داناتر است، مى‌گویند: جز این نیست که تو دروغبافى. نه بلکه بیشتر آنان نمى‌دانند///و چون حکمى را به جاى حکم دیگر بیاوریم -و خدا به آنچه به تدریج نازل مى‌کند داناتر است- مى‌گویند: «جز این نیست که تو دروغ‌بافى.» [نه،] بلکه بیشتر آنان نمى‌دانند.///و هرگاه آیه‌اى را [که دربردارنده حکم جدیدى است‌] جایگزین آیه‌اى کنیم، و خداوند به آنچه نازل مى‌کند، داناتر است، مخالفان می‌گویند: بی‌گمان تو دروغ‌بافى!» [چنین نیست،] بلکه بیشترشان [اسرار تبدیل احکام را] نمى‌دانند.///و ما هرگاه آیتی را (از راه مصلحت) نسخ کرده و به جای آن آیتی دیگر آوریم-در صورتی که خدا بهتر داند تا چه چیز (به صلاح خلق) نازل کند- (کافران اعتراض بر نسخ آیه کرده و) می‌گویند تو (بر خدا) همیشه افترا می‌بندی. (چنین نیست) بلکه اکثر اینها نمی‌دانند (که این نزول آسمانی است).///و چون آیه‌ای را به جای آیه دیگر آوریم -و خداوند به آنچه نازل کرده است، آگاه‌تر استگویند تو فقط افترازنی، چنین نیست بلکه بیشترینه‌شان در نمی‌یابند///و هنگامی که آیه‌ای را به آیه دیگر مبدل کنیم [= حکمی را نسخ نماییم‌] -و خدا بهتر می‌داند چه حکمی را نازل کند- آنها می‌گویند: «تو افترا می‌بندی!» اما بیشترشان (حقیقت را) نمی‌دانند!///و هرگاه تبدیل کنیم آیتی را به جای آیتی و خدا داناتر است بدانچه می‌فرستد گویند جز این نیست که توئی دروغ‌آورنده بلکه بیشتر ایشان نمی‌دانند///و چون (نشانه و) آیتی را به جای آیتی دیگر بیاوریم - و حال آنکه خدا به آنچه به تدریج نازل می‌کند داناتر است‌- گویند: «تو فقط دروغ بافی.» (نه) بلکه بیشتر آنان نادانی می‌کنند. quran_en_fa Say, the Holy Spirit has brought the revelation from thy Lord in Truth, in order to strengthen those who believe, and as a Guide and Glad Tidings to Muslims. بگو: آن [آیات] را روح القدس از سوی پروردگارت به درستی و راستی نازل کرده تا کسانی را که ایمان آورده‌اند، ثابت قدم بدارد و برای تسلیم شدگان [به فرمان‌های حق] هدایت و مژده باشد.///بگو: آن [آیات] را روح القدس از سوی پروردگارت به درستی و راستی نازل کرده تا کسانی را که ایمان آورده‌اند، ثابت قدم بدارد و برای تسلیم شدگان [به فرمان‌های حق] هدایت و مژده باشد.///بگو: آن را روح القدس به حق از جانب پروردگارت نازل کرده است تا مؤمنان را استوارى ارزانى دارد و مسلمانان را هدایت و بشارت باشد.///بگو: آن را روح القدس از طرف پروردگارت به حق نازل کرده تا کسانى را که ایمان آورده‌اند ثابت قدم کند و براى مسلمانان هدایت و بشارتى باشد///بگو: «آن را روح القدس از طرف پروردگارت به حق فرود آورده، تا کسانى را که ایمان آورده‌اند استوار گرداند، و براى مسلمانان هدایت و بشارتى است. «///بگو آن [قرآن] را روح‌القدس از جانب پروردگارت به حق نازل کرده است، تا کسانى را که ایمان آورده‌اند، ثابت­قدم و استوار گرداند و براى مسلمانان [مایه‌ى] هدایت و بشارت باشد.///بگو که این آیات را روح القدس از جانب پروردگارت به حقیقت و راستی نازل کرده تا اهل ایمان را ثابت قدم گرداند و برای مسلمین هدایت و بشارت باشد.///بگو آن را روح‌القدس [جبرئیل‌] به راستی و درستی از سوی پروردگارت نازل کرده است، تا مؤمنان را ثابت‌قدم بدارد و برای مسلمانان رهنمود و بشارتی باشد///بگو، روح القدس آن را از جانب پروردگارت بحق نازل کرده، تا افراد باایمان را ثابت‌قدم گرداند؛ و هدایت و بشارتی است برای عموم مسلمانان!///بگو فرود آورد آن را روح‌القدس (روان پاک) از پروردگار تو به حق تا استوار گرداند آنان را که ایمان آوردند و هدایت و بشارتی برای مسلمانان‌///بگو: «آن را روح‌القدس از طرف پروردگارت به تدریج به حق فرود آورده تا کسانی را که ایمان آورده‌اند استوار گرداند و برای کسانی که (در برابر خدا) تسلیمند هدایت و بشارتی بزرگ است.» quran_en_fa We know indeed that they say, "It is a man that teaches him." The tongue of him they wickedly point to is notably foreign, while this is Arabic, pure and clear. و ما می‌دانیم که آنان می‌گویند: یقینا این آیات را بشری به او می‌آموزد!! [چنین نیست که می‌گویند، زیرا] زبان کسی که [آموختن قرآن را به پیامبر] به او نسبت می‌دهید، غیر عربی است و این قرآن به زبان عربی فصیح و روشن است.///و ما می‌دانیم که آنان می‌گویند: یقینا این آیات را بشری به او می‌آموزد!! [چنین نیست که می‌گویند، زیرا] زبان کسی که [آموختن قرآن را به پیامبر] به او نسبت می‌دهید، غیر عربی است و این قرآن به زبان عربی فصیح و روشن است.///مى‌دانیم که مى‌گویند: این قرآن را بشرى به او مى‌آموزد. زبان کسى که به او نسبت مى‌کنند عجمى است، حال آنکه این زبان عربى روشنى است.///و ما به خوبى مى‌دانیم که آنان مى‌گویند: جز این نیست که بشرى او را تعلیم مى‌دهد. [نه چنین نیست، زیرا] زبان کسى که این نسبت را به او مى‌دهند عجمى است و این قرآن به زبان عربى روشن است///و نیک مى‌دانیم که آنان مى‌گویند: «جز این نیست که بشرى به او مى‌آموزد.» [نه چنین نیست، زیرا] زبان کسى که [این‌] نسبت را به او مى‌دهند غیر عربى است و این [قرآن‌] به زبان عربى روشن است.///و البته ما مى‌دانیم که مخالفان تو مى‌گویند: «یقینا بشرى آن [قرآن] را به او مى‌آموزد.» [این گونه نیست، زیرا] زبان کسى که [این قرآن را] به او نسبت مى‌دهند، غیر عربى است، در حالى که این [قرآن] به زبان عربى فصیح و روشن است.///و ما کاملا آگاهیم که کافران (معاند) می‌گویند: آن کس که مطالب این قرآن را به رسول می‌آموزد بشری است، (مقصودشان بلعام ترسا یا عایش یا یعیش یا غلام رومی یا سلمان فارسی بود) در صورتی که زبان آن کس که این قرآن را به او نسبت می‌دهند اعجمی (غیر فصیح) است و این قرآن به زبان عربی فصیح و روشن است.///و به خوبی می‌دانیم که ایشان می‌گویند همانا بشری او را آموزش می‌دهد [حاشا، چرا که‌] زبان کسی که اینان کژاندیشانه ادعا می‌کنند، گنگ و بیگانه است و این زبان [زبان قرآن‌] عربی [شیوا و] روشن است‌///ما می‌دانیم که آنها می‌گویند: «این آیات را انسانی به او تعلیم می‌دهد!» در حالی که زبان کسی که اینها را به او نسبت می‌دهند عجمی است؛ ولی این (قرآن)، زبان عربی آشکار است!///و همانا دانیم که ایشان گویند جز این نیست که می‌آموزدش بشری زبان آنکه بدو این سخن را بندند عجمی (نارسا) است و این زبانی است عربی (رسا) آشکار///و به‌راستی و درستی می‌دانیم که آنان بی‌چون می‌گویند: «جز این نیست که بشری به او (قرآن) می‌آموزد.» (چنان نیست زیرا) زبان کسی که (این) نسبت (دروغین) را به او می‌دهید غیر عربی است و این (قرآن) عربی‌ای روشن‌گر است. quran_en_fa Those who believe not in the Signs of Allah,- Allah will not guide them, and theirs will be a grievous Penalty. قطعا کسانی که به آیات خدا ایمان ندارند، خدا هدایتشان نمی‌کند، و برای آنان عذابی دردناک است.///قطعا کسانی که به آیات خدا ایمان ندارند، خدا هدایتشان نمی‌کند، و برای آنان عذابی دردناک است.///خدا کسانى را که به آیاتش ایمان نمى‌آورند هدایت نمى‌کند و برایشان عذابى دردآور مهیاست.///مسلما کسانى که به آیات خدا ایمان نمى‌آورند، خداوند آنها را هدایت نمى‌کند و ایشان را عذابى دردناک است///در حقیقت، کسانى که به آیات خدا ایمان ندارند، خدا آنان را هدایت نمى‌کند و برایشان عذابى دردناک است.///کسانى که به آیات خداوند ایمان نمى‌آورند، خداوند آنان را هدایت نمى‌کند و برایشان عذابى دردناک است.///البته آنان که به آیات خدا ایمان نمی‌آورند (پس از اتمام حجت کامل) خدا هرگز هدایتشان نخواهد کرد و آنها را عذابی دردناک خواهد رسید.///کسانی که به آیات الهی ایمان ندارند، خداوند هدایتشان نمی‌کند و عذابی دردناک [در پیش‌] دارند///به یقین، کسانی که به آیات الهی ایمان نمی‌آورند، خدا آنها را هدایت نمی‌کند؛ و برای آنان عذاب دردناکی است.///همانا آنان که ایمان نیارند به آیتهای خدا رهبریشان نکند خدا و برای ایشان است عذابی دردناک‌///بی‌گمان کسانی که به آیات خدا ایمان نمی‌آورند خدا آنان را هدایت نمی‌کند و برایشان عذابی درناک است. quran_en_fa It is those who believe not in the Signs of Allah, that forge falsehood: it is they who lie! فقط کسانی [به خدا و پیامبر] دروغ می‌بندند که به آیات خدا ایمان ندارند، و اینانند که دروغگوی واقعی اند.///فقط کسانی [به خدا و پیامبر] دروغ می‌بندند که به آیات خدا ایمان ندارند، و اینانند که دروغگوی واقعی اند.///کسانى دروغ مى‌بافند که به آیات خدا ایمان ندارند. اینان خود دروغگویند.///تنها کسانى دروغ مى‌بافند که به آیات خدا ایمان ندارند و آنها خود دروغگویند///تنها کسانى دروغ‌پردازى مى‌کنند که به آیات خدا ایمان ندارند و آنان خود دروغگویانند.///البته دروغ را تنها کسانى مى‌سازند که آیات خدا را باور ندارند و آنان خود، دروغگویانند [نه پیامبرى که با تمام وجود به خدا ایمان دارد].///دروغ را آن کسانی به خدا می‌بندند که ایمان به آیات خدا ندارند و این کافران البته خود مردمی دروغگویند.///جز این نیست که دروغ‌پردازی را کسانی می‌کنند که به آیات الهی ایمان ندارند و اینان دروغگو هستند///تنها کسانی دروغ می‌بندند که به آیات خدا ایمان ندارند؛ (آری،) دروغگویان واقعی آنها هستند!///جز این نیست که دروغ را آنان بندند که ایمان نیارند به آیتهای خدا و ایشانند دروغگویان‌///تنها کسانی دروغ‌پردازی می‌کنند که به آیات خدا ایمان نمی‌آورند و ایشان خودشان دروغگویانند. quran_en_fa Any one who, after accepting faith in Allah, utters Unbelief,- except under compulsion, his heart remaining firm in Faith - but such as open their breast to Unbelief, on them is Wrath from Allah, and theirs will be a dreadful Penalty. هر کس پس از ایمان آوردنش به خدا کافر شود [به عذاب خدا گرفتار آید]؛ مگر کسی که به کفر مجبور شده [اما] دلش مطمئن به ایمان است، ولی آنان که سینه برای پذیرفتن کفر گشاده‌اند، خشمی سخت از سوی خدا بر آنان است و آنان را عذابی بزرگ خواهد بود.///هر کس پس از ایمان آوردنش به خدا کافر شود [به عذاب خدا گرفتار آید]؛ مگر کسی که به کفر مجبور شده [اما] دلش مطمئن به ایمان است، ولی آنان که سینه برای پذیرفتن کفر گشاده‌اند، خشمی سخت از سوی خدا بر آنان است و آنان را عذابی بزرگ خواهد بود.///کسى که پس از ایمان به خدا کافر مى‌شود نه آنکه او را به زور واداشته‌اند تا اظهار کفر کند و حال آنکه دلش به ایمان خویش مطمئن است بل آنان که در دل را به روى کفر مى‌گشایند، مورد خشم خدایند و عذابى بزرگ برایشان مهیاست.///هر کس پس از ایمانش، به خدا کافر شود [جزایش دوزخ است‌] جز کسى که تحت فشار [واقع‌] شده ولى دلش به ایمان محکم است آرى کسى که سینه خود را به کفر بگشاید، خشمى از خدا بر آنهاست و ایشان را عذابى بزرگ خواهد بود///هر کس پس از ایمان آوردن خود، به خدا کفر ورزد [عذابى سخت خواهد داشت‌] مگر آن کس که مجبور شده و [لى‌] قلبش به ایمان اطمینان دارد. لیکن هر که سینه‌اش به کفر گشاده گردد خشم خدا بر آنان است و برایشان عذابى بزرگ خواهد بود،///کسى که پس از ایمان به خدا، کافر شود، [به عذاب خدا گرفتار آید،] مگر کسی که او را به زور وادار کرده‌اند [که با زبان، اظهار کفر کند، اما] قلبش به ایمان مطمئن است، بلکه کسى که سینه به روى کفر بگشاید [و به استقبال کفر برود]، خشمى سخت از سوى خدا بر آنان است و آنان را عذابى بزرگ خواهد بود.///هر کس بعد از آنکه به خدا ایمان آورده باز کافر شد-نه آنکه به زبان از روی اجبار کافر شود و دلش در ایمان ثابت باشد (مانند عمار یاسر) بلکه به اختیار کافر شد و با رضا و رغبت و هوای نفس، دلش آکنده به ظلمت کفر گشت-بر آنها خشم و غضب خدا و عذاب بزرگ دوزخ خواهد بود.///هر کس که بعد از ایمانش به خداوند کفرورزد [بازخواست شود] مگر کسی که وادار شود، و دلش به ایمان آرام و استوار باشد، ولی کسانی که دل بر کفر نهاده باشند، خشم خداوند بر آنان است و عذابی سهمگین [در پیش‌] دارند///کسانی که بعد از ایمان کافر شوند -بجز آنها که تحت فشار واقع شده‌اند در حالی که قلبشان آرام و با ایمان است- آری، آنها که سینه خود را برای پذیرش کفر گشوده‌اند، غضب خدا بر آنهاست؛ و عذاب عظیمی در انتظارشان!///آنکه کفر ورزد به خدا پس از ایمانش مگر آنکه وادار شود بناخواه حالی که دلش آرمیده است به ایمان و لیکن آنکو گشاده باشد به کفر سینه او پس بر ایشان است خشمی از خدا و ایشان را است عذابی بزرگ‌///(دروغ زن) کسی است که پس از ایمانش به خدا کفر ورزد مگر آن کس که مجبور شده و قلبش به ایمان اطمینان دارد. لیکن کسانی که سینه‌هاشان را به کفر گشاده کرده، پس خشم خدا بر آنان است و برایشان عذابی بزرگ است. quran_en_fa This because they love the life of this world better than the Hereafter: and Allah will not guide those who reject Faith. این [خشم و عذاب بزرگ] به سبب آن است که زندگی دنیا [ی زودگذر] را بر آخرت ترجیح دادند، و مسلما خدا مردم کفر پیشه را هدایت نمی‌کند.///این [خشم و عذاب بزرگ] به سبب آن است که زندگی دنیا [ی زودگذر] را بر آخرت ترجیح دادند، و مسلما خدا مردم کفر پیشه را هدایت نمی‌کند.///و این بدان سبب است که اینان زندگى دنیا را بیشتر از زندگى آخرت دوست دارند و خدا مردم کافر را هدایت نمى‌کند.///این بدان سبب است که آنها زندگى دنیا را بر آخرت ترجیح دادند و این که خدا قوم کافر را هدایت نمى‌کند///زیرا آنان زندگى دنیا را بر آخرت برترى دادند و [هم‌] اینکه خدا گروه کافران را هدایت نمى‌کند.///آن [قهر الهى] به خاطر این است که آنان، زندگى دنیا را بر آخرت برگزیدند، و قطعا خداوند گروه کافران را هدایت نمى‌کند.///این غضب و عذاب بر آنها بدین سبب است که حیات (فانی) دنیا را بر (حیات ابدی) آخرت برگزیدند و این که خدا هرگز کافران را هدایت نخواهد کرد.///این از آن است که ایشان زندگی دنیا را از آخرت خوشتر دارند، و خداوند خدانشناسان را هدایت نمی‌کند///این به خاطر آن است که زندگی دنیا (و پست را) بر آخرت ترجیح دادند؛ و خداوند افراد بی‌ایمان (لجوج) را هدایت نمی‌کند.///این بدان است که ایشان برگزیدند زندگانی دنیا را بر آخرت و آنکه خدا هدایت نکند گروه کافران را///این بدین سبب است که اینان، بی‌گمان، زندگی دنیا را بر آخرت - از روی محبت - برگزیدند، و اینکه خدا گروه کافران را هرگز هدایت نمی‌کند. quran_en_fa Those are they whose hearts, ears, and eyes Allah has sealed up, and they take no heed. اینان کسانی هستند که خدا بر دل و گوش و چشمشان مهر [شقاوت] زده، و اینان بی خبران واقعی اند.///اینان کسانی هستند که خدا بر دل و گوش و چشمشان مهر [شقاوت] زده، و اینان بی خبران واقعی اند.///خدا بر دل و گوشها و چشمانشان مهر برنهاده است و خود بى‌خبرانند.///آنان کسانى هستند که خدا بر دل‌ها و شنوایى و دیدگانشان مهر نهاده و آنها همان غافلانند///آنان کسانى‌اند که خدا بر دلها و گوش و دیدگانشان مهر نهاده و آنان خود غافلانند.///آنانند کسانى که خداوند [به واسطه‌ى کفرشان‌] بر دلها و گوش و چشمانشان، مهر نهاده است [و نمى‌توانند حق را درک کنند]. و آنان همان غافلانند.///همین‌ها هستند که خدا بر دلها و گوش و چشمهایشان مهر (قهر) زده است و اینها همان مردمند که (از خدا و قیامت) غافلند.///اینان کسانی هستند که خداوند بر دلها و گوشها و دیدگانشان مهر نهاده است و اینانند که غافلند///آنها کسانی هستند که (بر اثر فزونی گناه،) خدا بر قلب و گوش و چشمانشان مهر نهاده؛ (به همین دلیل نمی‌فهمند،) و غافلان واقعی همانها هستند!///آنانند که مهر نهاد خدا بر دلهاشان و گوششان و دیدگانشان و آنانند ناآگهان‌///اینانند کسانی که خدا بر دل‌ها و گوش‌ها و دیدگانشان مهر نهاده و ایشان (هم) اینان غافلانند. quran_en_fa Without doubt, in the Hereafter they will perish. ثابت و یقینی است که آنان در آخرت زیانکارند.///ثابت و یقینی است که آنان در آخرت زیانکارند.///به ناچار در آخرت هم از زیان‌دیدگان باشند.///شکى نیست که آنها در آخرت زیانکار خواهند بود///شک نیست که آنها در آخرت همان زیانکارانند.///شک نیست که آنان در آخرت همان زیانکارانند.///بی‌گمان آنان در عالم آخرت بسیار زیانکارند.///حقا که ایشان در آخرت زیانکارند///و ناچار آنها در آخرت زیانکارند.///ناگزیر ایشانند در آخرت زیانکاران‌///ناگزیر اینان در آخرت، (هم) ایشان همواره زیان‌کارانند. quran_en_fa But verily thy Lord,- to those who leave their homes after trials and persecutions,- and who thereafter strive and fight for the faith and patiently persevere,- Thy Lord, after all this is oft-forgiving, Most Merciful. آن گاه یقینا پروردگارت نسبت به کسانی که پس از آزار دیدن [از مشرکان، سرزمین شرک را رها کرده] هجرت نمودند، سپس جهاد کردند، و [برای حفظ دینشان] شکیبایی ورزیدند، آری، پروردگارت [نسبت به آنان] پس از این [همه بلا] بسیار آمرزنده و مهربان است.///آن گاه یقینا پروردگارت نسبت به کسانی که پس از آزار دیدن [از مشرکان، سرزمین شرک را رها کرده] هجرت نمودند، سپس جهاد کردند، و [برای حفظ دینشان] شکیبایی ورزیدند، آری، پروردگارت [نسبت به آنان] پس از این [همه بلا] بسیار آمرزنده و مهربان است.///سپس پروردگار تو براى کسانى که پس از آن رنجها که دیدند، مهاجرت کردند و به جهاد رفتند و پاى فشردند، آمرزنده و مهربان است.///اما پروردگار تو نسبت به کسانى که پس از آن همه رنج دیدن، هجرت نمودند و سپس جهاد کردند و شکیبایى ورزیدند، بى‌تردید خداى تو بعد از آن نسبت به ایشان بخشنده و مهربان است///با این حال، پروردگار تو نسبت به کسانى که پس از [آن همه‌] زجر کشیدن، هجرت کرده و سپس جهاد نمودند و صبر پیشه ساختند، پروردگارت [نسبت به آنان‌] بعد از آن [همه مصایب‌] قطعا آمرزنده و مهربان است.///پروردگارت براى کسانى که پس از آزار دیدن، هجرت کرده، به جهاد برخاسته و پایدارى نمودند، از آن پس قطعا آمرزنده‌ی مهربان است.///آن‌گاه محققا خدا بر مؤمنانی که از شهر و دیار خود چون به شر و فتنه کفار مبتلا شدند ناگزیر هجرت کردند و در راه دین جهاد و صبر بسیار نمودند، آری خدا از این پس بر آنها بسیار آمرزنده و مهربان خواهد بود.///از سوی دیگر، پروردگارت در حق کسانی که پس از شکنجه دیدن، هجرت کردند، سپس به جهاد پرداختند و شکیبایی پیشه کردند، بدان که پروردگارت پس از آن آمرزگار مهربان است‌///اما پروردگار تو نسبت به کسانی که بعد از فریب‌خوردن، (به ایمان بازگشتند و) هجرت کردند؛ سپس جهاد کردند و در راه خدا استقامت نمودند؛ پروردگارت، بعد از انجام این کارها، بخشنده و مهربان است (و آنها را مشمول رحمت خود می‌سازد).///همانا پروردگار تو برای آنان که هجرت کردند (آواره شدند) پس از آنکه آزرده شدند سپس جهاد کردند و شکیبا شدند همانا پروردگار تو است پس از آن آمرزنده مهربان‌///سپس پروردگارت برای کسانی که پس از آزمونی آتشین (از محیطی گمراه کننده) هجرت کرده (و) سپس جهاد نموده و شکیبایی کردند، به‌راستی پروردگارت (نسبت به آنان) بعد از آن (همه مصایب) به راستی بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa One Day every soul will come up struggling for itself, and every soul will be recompensed (fully) for all its actions, and none will be unjustly dealt with. [یاد کن] روزی را که هر کس [به پیشگاه حق] می‌آید [برای مصون ماندنش از عذاب] از خود دفاع می‌کند و هر کس هر عملی انجام داده است [همه آن] به طور کامل به او داده می‌شود و مورد ستم قرار نخواهند گرفت.///[یاد کن] روزی را که هر کس [به پیشگاه حق] می‌آید [برای مصون ماندنش از عذاب] از خود دفاع می‌کند و هر کس هر عملی انجام داده است [همه آن] به طور کامل به او داده می‌شود و مورد ستم قرار نخواهند گرفت.///روز قیامت هر کس به دفاع از خویش به مجادله مى‌پردازد و جزاى هر کس چنان که حق اوست داده مى‌شود و به کسى ستم روا ندارند.///روزى که هر کسى مى‌آید در حالى که از خود دفاع مى‌کند، و هر کسى در برابر آنچه کسب کرده است بى‌کم و کاست پاداش مى‌یابد و بر آنها ستم نمى‌رود/// [یاد کن‌] روزى را که هر کس مى‌آید [و] از خود دفاع مى‌کند، و هر کس به آنچه کرده، بى کم و کاست پاداش مى‌یابد و بر آنان ستم نمى‌رود.///روزى که هر کس مى‌آید، [تنها] از خویش دفاع مى‌کند و به هر کس [پاداش و کیفر] آنچه کرده است، تمام داده مى‌شود و آنان مورد ستم قرار نمى‌گیرند.///(یاد کن بر امت) آن روزی که (از شدت ابتلاء و سختی) هر نفسی می‌آید در حالی که (برای رفع عذاب) به جدل و دفاع از خود برمی‌خیزد، و هر کس را به جزاء عمل او کاملا می‌رسانند و بر آنها ستم نمی‌کنند.///روزی [فرارسد] که هر کس [فقط] به دفاع از خویش بپردازد، و جزای هرکسی بر وفق کاری که کرده است، تمام و کمال داده شود، و بر ایشان ستم نرود///(به یاد آورید) روزی را که هر کس (در فکر خویشتن است؛ و تنها) به دفاع از خود برمی‌خیزد؛ و نتیجه اعمال هر کسی، بی‌کم و کاست، به او داده می‌شود؛ و به آنها ظلم نخواهد شد!///روزی که آید هر کس بستیزد از جانب خویشتن و داده شود به هر که آنچه کرده است و ستم نشوند///روزی (که) هر کسی می‌آید در حالی که از خود دفاع می‌کند؛ و هر کسی به آنچه کرده بی‌کم‌وکاست پاداش می‌یابد در حالی که بر آنان ستم نرود. quran_en_fa Allah sets forth a Parable: a city enjoying security and quiet, abundantly supplied with sustenance from every place: Yet was it ungrateful for the favours of Allah: so Allah made it taste of hunger and terror (in extremes) (closing in on it) like a garment (from every side), because of the (evil) which (its people) wrought. و خدا [برای پندآموزی به ناسپاسان] مثلی زده است: شهری را که امنیت و آسایش داشت و رزق و روزی [مردمش] به فراوانی از همه جا برایش می‌آمد، پس نعمت خدا را ناسپاسی کردند، در نتیجه خدا به کیفر اعمالی که همواره مرتکب می‌شدند، بلای گرسنگی و ترس فراگیر را به آنان چشانید.///و خدا [برای پندآموزی به ناسپاسان] مثلی زده است: شهری را که امنیت و آسایش داشت و رزق و روزی [مردمش] به فراوانی از همه جا برایش می‌آمد، پس نعمت خدا را ناسپاسی کردند، در نتیجه خدا به کیفر اعمالی که همواره مرتکب می‌شدند، بلای گرسنگی و ترس فراگیر را به آنان چشانید.///خدا قریه‌اى را مثل مى‌زند که امن و آرام بود، روزى مردمش به فراوانى از هر جاى مى‌رسید، اما کفران نعمت خدا کردند و خدا به کیفر اعمالشان به گرسنگى و وحشت مبتلایشان ساخت.///و خداوند شهرى را مثل زده است که امن و آرام بود و رزقش به وفور از هر طرف به آن مى‌رسید، اما کفران نعمت خدا کردند و خدا هم به سزاى آنچه انجام مى‌دادند طعم گرسنگى و هراس را به [مردم‌] آن چشانید///و خدا شهرى را مثل زده است که امن و امان بود [و] روزیش از هر سو فراوان مى‌رسید، پس [ساکنانش‌] نعمتهاى خدا را ناسپاسى کردند، و خدا هم به سزاى آنچه انجام مى‌دادند، طعم گرسنگى و هراس را به [مردم‌] آن چشانید.///و خداوند [براى شما] آبادی‌اى را مثال مى‌زند که امن [و آرام] بود، روزیش از هر سو فراوان مى‌رسید، اما [مردم آن آبادی] نعمت‌هاى خدا را ناسپاسى کردند، پس خداوند به [سزاى] آنچه انجام مى‌دادند، پوشش فراگیر گرسنگى و ترس را بر آنان چشانید.///و خدا بر شما حکایت کرد و مثل آورد مثل شهری را که در آن امنیت کامل حکمفرما بود و اهلش در آسایش و اطمینان زندگی می‌کردند و از هر جانب روزی فراوان به آنها می‌رسید تا آنکه اهل آن شهر نعمتهای خدا را کفران کردند، خدا هم به موجب آن کفران و معصیت طعم گرسنگی و بیمناکی را به آنها چشانید و چون لباس، سراپای وجودشان را پوشاند.///و خداوند [اهل‌] شهری را مثل زند که امن و آسوده به سر می‌برد و روزی آن از هر سو به خوشی و فراوانی می‌رسید، آنگاه به نعمتهای الهی کفران‌ورزید، و سپس خداوند به کیفر کار و کردارشان بلای فراگیر گرسنگی و ناامنی را به آنان چشانید///خداوند (برای آنان که کفران نعمت می‌کنند،) مثلی زده است: منطقه آبادی که امن و آرام و مطمئن بود؛ و همواره روزیش از هر جا می‌رسید؛ اما به نعمتهای خدا ناسپاسی کردند؛ و خداوند به خاطر اعمالی که انجام می‌دادند، لباس گرسنگی و ترس را بر اندامشان پوشانید!///و برزده است خدا مثلی شهری که بود آسوده و آرام می‌آمدش روزیش فراوان از هر سوی پس کفر ورزید به نعمتهای خدا پس چشانیدش خداوند جامه گرسنگی و ترس را بدانچه بودند می‌کردند///و خدا (برای ناسپاسان) گروهی را مثل زده است که غرق در امن و امان بودند، در حالی که روزیشان از هر سو برایشان به گونه‌ای فراوان می‌رسید. پس نعمت‌های خدا را کفران کردند و خدا (هم) به سزای آنچه بر می‌ساخته‌اند، لباس گرسنگی و هراس را به آنان چشانید. quran_en_fa And there came to them a Messenger from among themselves, but they falsely rejected him; so the Wrath seized them even in the midst of their iniquities. و همانا پیامبری از خود آنان برای [هدایت] شان آمد، ولی او را تکذیب کردند، پس عذاب [خدا] آنان را در حالی که ستمکار بودند، فراگرفت.///و همانا پیامبری از خود آنان برای [هدایت] شان آمد، ولی او را تکذیب کردند، پس عذاب [خدا] آنان را در حالی که ستمکار بودند، فراگرفت.///پیامبرى از خودشان به نزدشان آمد، تکذیبش کردند؛ و عذاب، آن ستمکاران را فروگرفت.///و همانا فرستاده‌اى از خودشان به سوى آنها آمد، اما او را تکذیب کردند، پس در حالى که ظالم بودند آنها را عذاب در گرفت///و به یقین، فرستاده‌اى از خودشان برایشان آمد، اما او را تکذیب کردند، پس در حالى که ظالم بودند آنان را عذاب فرو گرفت.///همانا پیامبرى از میان خودشان به سراغشان آمد، اما او را تکذیب کردند، پس ایشان را در حالى که ستمکار بودند، عذاب فراگرفت.///و رسولی از خود آنها بر آنها آمد ولی او را تکذیب کردند، و عذاب بر آنها فرا رسید در حالی که ستمکار بودند.///و به راستی که پیامبری از خودشان به سوی آنان آمد، آنگاه او را دروغ‌زن انگاشتند، و سرانجام در حالی که ستمکار [مشرک‌] بودند، عذاب آنان را فرو گرفت‌///پیامبری از خودشان به سراغ آنها آمد، او را تکذیب کردند؛ از این رو عذاب الهی آنها را فراگرفت در حالی که ظالم بودند!///و هر آینه بیامدشان پیمبری از ایشان پس تکذیبش کردند پس گرفت ایشان را عذاب حالی که بودند ستمگران‌///و به‌راستی و درستی فرستاده‌ای از خودشان برایشان آمد، پس او را تکذیب کردند. پس در حالی که ظالم بودند آنان را عذاب فرو گرفت. quran_en_fa So eat of the sustenance which Allah has provided for you, lawful and good; and be grateful for the favours of Allah, if it is He Whom ye serve. از نعمت هایی که خدا روزی شما کرده است، حلال وپاکیزه بخورید، و نعمت خدا را سپاس گزارید، اگر تنها خدا را می‌پرستید.///از نعمت هایی که خدا روزی شما کرده است، حلال وپاکیزه بخورید، و نعمت خدا را سپاس گزارید، اگر تنها خدا را می‌پرستید.///از این چیزهاى حلال و پاکیزه که خدا به شما روزى داده است بخورید و اگر خدا را مى‌پرستید شکر نعمتش را به جاى آورید.///پس، از آنچه خدا شما را روزى کرده است حلال و پاکیزه بخورید و نعمت خدا را شکر گزارید اگر تنها او را بندگى مى‌کنید///پس، از آنچه خدا شما را روزى کرده است، حلال [و] پاکیزه بخورید، و نعمت خدا را -اگر تنها او را مى‌پرستید- شکر گزارید.///پس، از آن چیزهاى حلال و پاکیزه‌اى که خداوند روزى شما کرده، بخورید. و اگر تنها او را مى‌پرستید، نعمت خدا را شکر گزارید.///پس شما (مؤمنان از حال آنها عبرت گیرید و) از آنچه خدا روزی حلال و طیب شما قرار داده تناول کنید و شکر نعمت خدا به جای آرید اگر حقیقتا خدا را می‌پرستید.///از آنچه خداوند روزیتان کرده است، حلال و پاکیزه بخورید، و اگر فقط او را می‌پرستید، بر نعمت الهی شکر کنید///پس، از آنچه خدا روزیتان کرده است، حلال و پاکیزه بخورید؛ و شکر نعمت خدا را بجا آورید اگر او را می‌پرستید!///پس بخورید از آنچه روزی داد شما را خدا حلال پاکیزه و سپاس گزارید نعمت خدا را اگر هستید وی را پرستندگان‌///پس از آنچه خدا شما را روزی داده است حلال و پاکیزه‌ای بخورید و نعمت خدا را - اگر تنها او را می‌پرستید - شکر گزارید. quran_en_fa He has only forbidden you dead meat, and blood, and the flesh of swine, and any (food) over which the name of other than Allah has been invoked. But if one is forced by necessity, without wilful disobedience, nor transgressing due limits,- then Allah is Oft-Forgiving, Most Merciful. خدا فقط مردار وخون و گوشت خوک و آنچه را با نام غیر خدا ذبح کرده‌اند، بر شما حرام کرده است؛ پس کسی که [برای نجات جانش از خطر، به خوردن آنها] ناچار شود در حالی که خواهان لذت نباشد و از حد لازم تجاوز نکند [گناهی بر او نیست] یقینا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///خدا فقط مردار وخون و گوشت خوک و آنچه را با نام غیر خدا ذبح کرده‌اند، بر شما حرام کرده است؛ پس کسی که [برای نجات جانش از خطر، به خوردن آنها] ناچار شود در حالی که خواهان لذت نباشد و از حد لازم تجاوز نکند [گناهی بر او نیست] یقینا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///خدا حرام کرده است بر شما مردار و خون و گوشت خوک و هر چه را جز به نام خدا ذبح کرده باشند. اما کسى که ناچار شود هرگاه بى‌میلى جوید و از حد نگذراند، خدا آمرزنده و مهربان است.///جز این نیست که خدا مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که به غیر نام خدا ذبح شده بر شما حرام کرده است. پس کسى که به خوردن آنها ناگزیر شود و از حد [ضرورت و حکم خدا تجاوز] نکند، قطعا خداوند آمرزنده‌ى مهربان است///جز این نیست که [خدا] مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که نام غیر خدا بر آن برده شده حرام گردانیده است. [با این همه،] هر کس که [به خوردن آنها] ناگزیر شود، و سرکش و زیاده‌خواه نباشد، قطعا خدا آمرزنده مهربان است.///[خداوند] فقط مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را با نام غیرخدا ذبح کرده‌اند، بر شما حرام کرده است، پس کسى که [به خوردن اینها] ناچار شود، بدون آن که [قصد] تجاوز و تعدى [به حکم خداوند] داشته باشد و [از نیاز ضرورى] تجاوز نکند، [گناهى بر او نیست‌] زیرا خداوند بخشنده‌ی مهربان است.///خدا بر شما بندگان تنها مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که به نام غیر خدا ذبح کنند حرام گردانید، و اگر کسی مضطر و ناچار شود بی‌آنکه قصد تجاوز (از اندازه) و تعدی (از حکم خدا) نماید (باز از همین حرامها به قدر ضرورت تناول کند) خدا البته بسیار آمرزنده و مهربان است.///بدانید [که خداوند] بر شما مردار و خون و گوشت خوک و آنچه نامی جز نام خدا [به هنگام ذبحش‌] برده باشند، حرام کرده است، اما اگر کسی درمانده شود، و تجاوزکار و زیاده خواه نباشد [و از آنها بخورد، بداند که‌] خداوند آمرزگار مهربان است‌///خداوند، تنها مردار، خون، گوشت خوک و آنچه را با نام غیر خدا سر بریده‌اند، بر شما حرام کرده است؛ اما کسانی که ناچار شوند، در حالی که تجاوز و تعدی از حد ننمایند، (خدا آنها را می‌بخشد؛ چرا که) خدا بخشنده و مهربان است.///جز این نیست که حرام کرد بر شما مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را نام جز خدا به آن برده شود پس آنکه ناچار گردد نه ستمگر و نه تجاوزکننده همانا خدا است آمرزنده مهربان‌///(خدا) تنها مردار و خون (ریخته شده) و گوشت خوک و آنچه را (به هنگام ذبح‌) نام غیر خدا بر آن برده شده حرام گردانیده است. (با این همه) هرکس (که به خوردن آنها) ناگزیر شود، در حالی که ستمکار و جویای اضطرار و (نیز) برگشت‌کننده‌ (ی به این) حرام نباشد؛ خدا بی‌گمان بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa But say not - for any false thing that your tongues may put forth,- "This is lawful, and this is forbidden," so as to ascribe false things to Allah. For those who ascribe false things to Allah, will never prosper. و به سبب دروغی که زبانتان گویای به آن است، نگویید: این حلال است و این حرام، تا به دروغ به خدا افترا بزنید [که این حلال و حرام حکم خداست]؛ مسلما کسانی که به خدا دروغ می‌بندند، رستگار نخواهند شد.///و به سبب دروغی که زبانتان گویای به آن است، نگویید: این حلال است و این حرام، تا به دروغ به خدا افترا بزنید [که این حلال و حرام حکم خداست]؛ مسلما کسانی که به خدا دروغ می‌بندند، رستگار نخواهند شد.///تا بر خدا افترا بندید، براى هر دروغ که بر زبانتان مى‌آید مگویید که این حلال است و این حرام. کسانى که به خداوند دروغ مى‌بندند رستگار نمى‌شوند؛///و در باره آنچه زبانتان به دروغ و بى‌سند توصیف مى‌کند، نگویید این حلال است و آن حرام، تا بر خدا دروغ بسته باشید. زیرا کسانى که بر خدا دروغ مى‌بندند رستگار نمى‌شوند///و براى آنچه زبان شما به دروغ مى‌پردازد، مگویید: «این حلال است و آن حرام» تا بر خدا دروغ بندید، زیرا کسانى که بر خدا دروغ مى‌بندند رستگار نمى‌شوند.///و با هر دروغى که به زبانتان مى‌آید، نگویید: «این حلال است و آن حرام!» تا بر خدا دروغ بسته باشید. زیرا کسانى که بر خدا دروغ مى‌بندند، رستگار نمى‌شوند.///و شما نباید از پیش خود به دروغ چیزی را حلال و چیزی را حرام گویید و به خدا نسبت دهید تا بر خدا دروغ بندید، که آنان که بر خدا دروغ بندند هرگز روی رستگاری نخواهند دید.///و با هر دروغی که به زبانتان می‌آید، مگویید که این حلال است و این حرام، تا بر خداوند دروغ بسته باشید، زیرا کسانی که بر خداوند دروغ ببندند رستگار نمی‌شوند///به خاطر دروغی که بر زبانتان جاری می‌شود (و چیزی را مجاز و چیزی را ممنوع می‌کنید،) نگویید: «این حلال است و آن حرام»، تا بر خدا افترا ببندید به یقین کسانی که به خدا دروغ می‌بندند، رستگار نخواهند شد!///و نگوئید بدانچه می‌ستاید زبانهای شما به دروغ این است حلال و این است حرام تا ببندید بر خدا دروغ را همانا آنان که بندند بر خدا دروغ را رستگار نشوند///و به آنچه زبان شما به دروغ می‌پردازد، مگویید: «این حلال است و این حرام. ‌» تا بر خدا افترایی دروغین بزنید. به‌راستی کسانی که بر خدا افترای دروغ می‌بندند (خود و دیگران را) رستگار نمی‌کنند. quran_en_fa (In such falsehood) is but a paltry profit; but they will have a most grievous Penalty. [با این کارهای زشت] بهره و برخورداری اندکی [در زندگی دنیا دارند] و برای آنان [در قیامت] عذابی دردناک است.///[با این کارهای زشت] بهره و برخورداری اندکی [در زندگی دنیا دارند] و برای آنان [در قیامت] عذابی دردناک است.///اندک بهره‌اى مى‌برند و در عوض به عذابى دردآور گرفتار مى‌آیند.///بهره‌ى کمى است [که در این دنیا نصیبشان مى‌شود] ولى عذابى دردناک در انتظار آنهاست/// [ایشان راست‌] اندک بهره‌اى، و [لى‌] عذابشان پر درد است.///[سرچشمه همه دروغ‌بستن‌ها رسیدن به دنیایى است که] بهره‌اى اندک است، در حالى که براى آنان [در آخرت] عذابى دردناک است.///(آنچه از این طریق به دست آورند) متاعی قلیل است و (در آخرت) عذابی دردناک خواهند داشت.///برخورداری اندکی است و [سپس‌] بر ایشان عذابی دردناک [در پیش‌] است‌///بهره کمی است (که در این دنیا نصیبشان می‌شود)؛ و عذاب دردناکی در انتظار آنان است!///کامیابی است اندک و ایشان را است عذابی دردناک‌///این (بهره‌ی دنیوی) متاعی است اندک و برایشان عذابی است پر درد. quran_en_fa To the Jews We prohibited such things as We have mentioned to thee before: We did them no wrong, but they were used to doing wrong to themselves. و آنچه را پیش از این برای تو شرح دادیم، بر یهود حرام کردیم، ما به آنان ستم نورزیدیم، بلکه آنان خودشان به خود ستم می‌کردند.///و آنچه را پیش از این برای تو شرح دادیم، بر یهود حرام کردیم، ما به آنان ستم نورزیدیم، بلکه آنان خودشان به خود ستم می‌کردند.///و بر یهودیان آنچه را که پیش از این براى تو حکایت کردیم حرام کرده بودیم. ما به آنها ستم نکرده‌ایم، آنان خود به خویشتن ستم کرده‌اند.///و ما بر یهودیان آنچه را پیش‌تر بر تو حکایت نمودیم حرام کرده بودیم، و ما در حق آنها ستم نکردیم بلکه آنها خود به خویشتن ستم مى‌کردند///و بر کسانى که یهودى شدند، آنچه را قبلا بر تو حکایت کردیم، حرام گردانیدیم، و ما بر آنان ستم نکردیم، بلکه آنها به خود ستم مى‌کردند.///و برکسانى که یهودى بودند، آنچه را که پیش از این بر تو نقل کردیم، [نیز] حرام کردیم، و ظلمى بر آنان نکردیم، [تحریم ما، کیفر] ستمى بود که آنان بر خویش روا داشته بودند.///و ما همان چیزها که بر تو پیش از این شرح کردیم (از مردار و خون و خنزیر و ذبیحه به نام غیر خدا) بر یهودیان حرام کردیم، و ما بر آنان ستم نکردیم لیکن آنها خود بر نفس خویش ستم می‌کردند (که حلال خدا را حرام کردند).///و بر یهودیان، آنچه را پیشتر بر تو خوانده‌ایم، حرام کرده‌ایم، و ما در حق ایشان ستم نکردیم، بلکه خود بر خویشتن ستم کردند///چیزهایی را که پیش از این برای تو شرح دادیم، بر یهود حرام کردیم؛ ما به آنها ستم نکردیم، اما آنها به خودشان ظلم و ستم می‌کردند!///و بر آنان که جهود شدند حرام کردیم آنچه را فروخواندیم بر تو از پیش و ستم نکردیم بر ایشان لیکن بودند خویش را ستم می‌کردند///و بر کسانی که یهودی شدند، آنچه را قبلا بر تو حکایت کردیم حرام گردانیدیم. و ما به آنان ستم نکردیم، بلکه آنان (خود) به خودشان ستم می‌کرده‌اند. quran_en_fa But verily thy Lord,- to those who do wrong in ignorance, but who thereafter repent and make amends,- thy Lord, after all this, is Oft-Forgiving, Most Merciful. آن گاه پروردگارت به کسانی که از روی نادانی کار زشت مرتکب شدند، و بعد از آن توبه کردند و [مفاسد خود را] اصلاح نمودند، [لطف و عنایت دارد] زیرا پروردگارت پس از آن [توبه و اصلاح] بسیار آمرزنده و مهربان است.///آن گاه پروردگارت به کسانی که از روی نادانی کار زشت مرتکب شدند، و بعد از آن توبه کردند و [مفاسد خود را] اصلاح نمودند، [لطف و عنایت دارد] زیرا پروردگارت پس از آن [توبه و اصلاح] بسیار آمرزنده و مهربان است.///پروردگار تو براى کسانى که از روى نادانى مرتکب کارى زشت شوند، سپس توبه کنند و به صلاح آیند، آمرزنده و مهربان است.///سپس پروردگار تو نسبت به کسانى که از روى جهالت گناه کردند و آن‌گاه از پس آن توبه نمودند و درستکارى کردند، البته پروردگارت بعد از آن آمرزنده‌ى مهربان است/// [با این همه‌] پروردگار تو نسبت به کسانى که به نادانى مرتکب گناه شده، سپس توبه کرده و به صلاح آمده‌اند، البته پروردگارت پس از آن آمرزنده مهربان است.///سپس پروردگارت براى کسانى که از روى نادانى کار بدى کردند، آنگاه توبه کردند و به کار شایسته پرداختند، پس از آن توبه، قطعا بخشنده و مهربان است.///باز هم خدا بر آنان که از روی جهالت و نادانی عمل زشتی انجام داده و سپس به درگاه او توبه کرده و (فساد آن عمل زشت را) اصلاح کنند، بعد از توبه خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///آنگاه پروردگارت در حق کسانی که از روی نادانی مرتکب کار ناشایستی شده‌اند، و سپس توبه و درستکاری کرده‌اند، پس از آن، آمرزگار مهربان است‌///اما پروردگارت نسبت به آنها که از روی جهالت، بدی کرده‌اند، سپس توبه کرده و در مقام جبران برآمده‌اند، پروردگارت بعد از آن آمرزنده و مهربان است.///سپس پروردگار تو برای آنان که انجام دادند بدی را به نادانی پس توبه کردند پس از آن و شایستگی گزیدند همانا پروردگار تو است از پس آن آمرزنده مهربان‌///سپس پروردگارت به راستی برای کسانی که به نادانی مرتکب گناه شدند، سپس بعد از آن توبه نموده و (گناهشان را جبران و) اصلاح کردند، البته پروردگارت پس از آن بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa Abraham was indeed a model, devoutly obedient to Allah, (and) true in Faith, and he joined not gods with Allah: بدون تردید، ابراهیم [به تنهایی] یک امت بود، برای خدا از روی فروتنی فرمانبردار و [یکتاپرستی] حق گرا بود واز مشرکان نبود.///بدون تردید، ابراهیم [به تنهایی] یک امت بود، برای خدا از روی فروتنی فرمانبردار و [یکتاپرستی] حق گرا بود واز مشرکان نبود.///ابراهیم بزرگوار مردى بود. به فرمان خدا بر پاى ایستاد و صاحب دین حنیف بود. و از مشرکان نبود،///به راستى ابراهیم [به تنهایى‌] یک امت و مطیع خدا و موحد بود و از مشرکان نبود///به راستى ابراهیم، پیشوایى مطیع خدا [و] حق‌گراى بود و از مشرکان نبود.///به راستی ابراهیم [به تنهایى] یک امت بود. در برابر خدا خاضع و فرمان‌بر و حق‌گرا بود. و از مشرکان نبود.///همانا ابراهیم (خلیل) امتی مطیع و فرمانبردار و یکتاپرست بود و هرگز به خدای یکتا شرک نیاورد.///بی‌گمان ابراهیم پیشوایی فروتن در برابر خداوند و پاکدین بود و از مشرکان نبود///ابراهیم (به تنهایی) امتی بود مطیع فرمان خدا؛ خالی از هر گونه انحراف؛ و از مشرکان نبود؛///همانا ابراهیم بوده است پیشوائی فروتن برای خدا یکتاپرست و نبوده است از شرک‌ورزندگان‌///به‌راستی ابراهیم (به تنهایی) امتی بود، خاضع و فرمان‌بردار خدا (و) از هر باطلی رویگردان بود و از مشرکان نبود. quran_en_fa He showed his gratitude for the favours of Allah, who chose him, and guided him to a Straight Way. سپاس گزار نعمت‌های او بود، خدا او را برگزید وبه راهی راست راهنمایی اش کرد.///سپاس گزار نعمت‌های او بود، خدا او را برگزید وبه راهی راست راهنمایی اش کرد.///و سپاسگزار نعمتهاى او بود، خداوندش برگزید و به راه راست هدایت کرد.///و شکرگزار نعمت‌هاى او بود و خدا او را برگزید و به راهى راست هدایتش کرد/// [و] نعمتهاى او را شکرگزار بود. [خدا] او را برگزید و به راهى راست هدایتش کرد.///او نسبت به نعمت‌هاى خداوند شکرگزار بود. [خدا] او را برگزید و به راهى راست هدایتش کرد.///همیشه شکرگزار نعمتهای خدا بود که خدا او را (به رسالت) برگزید و به راه مستقیمش هدایت فرمود.///که در برابر نعمتهای او سپاسگزار بود [و خداوند] او را برگزید و به راه راست هدایت کرد///شکرگزار نعمتهای پروردگار بود؛ خدا او را برگزید؛ و به راهی راست هدایت نمود!///سپاسگزارنده نعمتهای او برگزیدش و رهبریش کرد بسوی راهی راست‌///حال آنکه نعمت‌هایش را شکرگزار بود، (خدا) او را برگزید و به راهی راست هدایتش فرمود. quran_en_fa And We gave him Good in this world, and he will be, in the Hereafter, in the ranks of the Righteous. و به او در دنیا [زندگی نیکویی] دادیم، و بی تردید در آخرت از شایستگان است.///و به او در دنیا [زندگی نیکویی] دادیم، و بی تردید در آخرت از شایستگان است.///در دنیا به او نیکى عنایت کردیم و در آخرت از صالحان است.///و او را در دنیا نیکى دادیم و بى‌تردید در آخرت هم از شایستگان است///و در دنیا به او نیکویى و [نعمت‌] دادیم و در آخرت [نیز] از شایستگان خواهد بود.///و در دنیا به او نیکى دادیم. و قطعا او در آخرت [نیز] از صالحان و شایستگان است.///و او را در دنیا نیکویی (و سعادت) عطا کردیم و در آخرت از صالحان و نیکان خواهد بود.///و به او در دنیا نیکی بخشیدیم و او در آخرت هم از شایستگان است‌///ما در دنیا به او (همت) نیکویی دادیم؛ و در آخرت از نیکان است!///و دادیمش در دنیا نیکی و همانا او است در آخرت از شایستگان‌///و در دنیا به او (زندگی) نیکی دادیم و به‌راستی او در آخرت بی‌گمان از شایستگان (ویژه) است. quran_en_fa So We have taught thee the inspired (Message), "Follow the ways of Abraham the True in Faith, and he joined not gods with Allah." آن گاه به تو وحی کردیم که از آیین [یکتاپرستی] ابراهیم حق گرا پیروی کن که از مشرکان نبود.///آن گاه به تو وحی کردیم که از آیین [یکتاپرستی] ابراهیم حق گرا پیروی کن که از مشرکان نبود.///به تو نیز وحى کردیم که: از آیین حنیف ابراهیم پیروى کن که او از مشرکان نبود.///سپس به تو وحى کردیم که از آیین ابراهیم حق گراى پیروى کن، و او از مشرکان نبود///سپس به تو وحى کردیم که: «از آیین ابراهیم حق‌گراى پیروى کن، [چرا که‌] او از مشرکان نبود.»///سپس به تو وحى کردیم که از آیین ابراهیم حق‌گرا پیروى کن که از مشرکان نبود.///آن گاه بر تو وحی کردیم که (در دعوت به خداپرستی و توحید و بسط معارف الهی) آیین ابراهیم را تعقیب کن که پاک و یکتا پرست بود و هرگز به خدای یکتا شرک نیاورد.///سپس به تو وحی کردیم که از آیین ابراهیم پاکدین پیروی کن که از مشرکان نبود///سپس به تو وحی فرستادیم که از آیین ابراهیم -که ایمانی خالص داشت و از مشرکان نبود- پیروی کن!///سپس وحی کردیم بسوی تو که پیروی کن آئین ابراهیم یکتاپرست را و نبود از شرک‌ورزان‌///سپس فراسوی تو وحی کردیم که: «از آیین ابراهیم - در حالی که رویگردان از باطل بود - پیروی کن حال آنکه از مشرکان نبود.» quran_en_fa The Sabbath was only made (strict) for those who disagreed (as to its observance); But Allah will judge between them on the Day of Judgment, as to their differences. [تحریم ماهی گیری در] روز شنبه فقط برای کسانی که در آن [از نظر آزادی و ممنوعیت کار] اختلاف کردند، قرار داده شده است، و بی تردید پروردگارت در روز قیامت درباره آنچه در آن اختلاف می‌کردند، داوری خواهد کرد.///[تحریم ماهی گیری در] روز شنبه فقط برای کسانی که در آن [از نظر آزادی و ممنوعیت کار] اختلاف کردند، قرار داده شده است، و بی تردید پروردگارت در روز قیامت درباره آنچه در آن اختلاف می‌کردند، داوری خواهد کرد.///شنبه گرفتن را براى کسانى که در آن اختلاف کرده بودند قرار داده‌اند، و پروردگار تو در روز قیامت در باره آنچه اختلاف مى‌کردند حکم خواهد کرد.///[تحریم‌هاى‌] شنبه فقط بر کسانى مقرر شد که در باره‌ى [صید] آن اختلاف کردند، و قطعا پروردگار تو روز رستاخیز میان آنها در باره‌ى آنچه بر سرش اختلاف مى‌کردند حکم خواهد کرد/// [بزرگداشت‌] شنبه، بر کسانى که در باره آن اختلاف کردند مقرر گردید، و قطعا پروردگارت روز رستاخیز میان آنها در باره چیزى که در مورد آن اختلاف مى‌کردند، داورى خواهد کرد.///[حکم] تعطیلى [روز] شنبه بر کسانى قرار داده شد که در آن اختلاف کردند. و قطعا پروردگارت در روز قیامت درباره‌ى آنچه آنان [یهودیان] پیوسته در آن اختلاف مى‌کردند، قضاوت خواهد کرد.///(حکم حرمت) روز شنبه تنها بر یهود که در آن راه اختلاف پیمودند (و حرمتش نگاه نداشتند) مقرر گردید، و خدای تو البته روز قیامت در آنچه (خلق) در آن اختلاف و نزاع برپا می‌کردند حکم خواهد کرد.///حرمت نهادن به شنبه [سبت‌] فقط بر کسانی مقرر شد که در آن [و در صید ماهی و نظایر آن‌] اختلاف‌ورزیدند، و بی‌گمان پروردگارت در روز قیامت در آنچه اختلاف می‌داشتند، در میان آنان داوری خواهد کرد///(تحریمهای) روز شنبه (برای یهود) فقط بعنوان یک مجازات بود، که در آن هم اختلاف کردند؛ و پروردگارت روز قیامت، در آنچه اختلاف داشتند، میان آنها داوری می‌کند!///جز این نیست که نهاده شد شنبه بر آنان که اختلاف کردند در آن و همانا پروردگار تو حکم کند میان ایشان روز قیامت در آنچه بودند در آن اختلاف می‌کردند///(جریان) شنبه، تنها بر کسانی - که درباره‌ی آن اختلاف کردند - مقرر گردید. و به راستی پروردگارت روز رستاخیز میان آنان درباره‌ی چیزی که در مورد آن اختلاف می‌کرده‌اند به درستی داوری خواهد کرد. quran_en_fa Invite (all) to the Way of thy Lord with wisdom and beautiful preaching; and argue with them in ways that are best and most gracious: for thy Lord knoweth best, who have strayed from His Path, and who receive guidance. [مردم را] با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن، و با آنان به نیکوترین شیوه به بحث [و مجادله] بپرداز، یقینا پروردگارت به کسانی که از راه او گمراه شده‌اند و نیز به راه یافتگان داناتر است.///[مردم را] با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن، و با آنان به نیکوترین شیوه به بحث [و مجادله] بپرداز، یقینا پروردگارت به کسانی که از راه او گمراه شده‌اند و نیز به راه یافتگان داناتر است.///مردم را با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت بخوان و با بهترین شیوه با آنان مجادله کن. زیرا پروردگار تو به کسانى که از راه او منحرف شده‌اند آگاه‌تر است و هدایت‌یافتگان را بهتر مى‌شناسد.///مردم را با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت فراخوان و با آنان به نکوترین شیوه مجادله کن. بى‌تردید پروردگار تو به حال کسى که از راه او منحرف شده داناتر است و هدایت یافتگان را نیز بهتر مى‌شناسد///با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به [شیوه‌اى‌] که نیکوتر است مجادله نماى. در حقیقت، پروردگار تو به [حال‌] کسى که از راه او منحرف شده داناتر، و او به [حال‌] راه‌یافتگان [نیز] داناتر است.///[اى پیامبر! مردم را] با حکمت [و گفتار استوار و منطقى] و پند نیکو، به راه پروردگارت بخوان و [با مخالفان] به شیوه‌اى که نیکوتر است، بحث و گفتگو کن. همانا پروردگارت به کسى که از راه او منحرف شده، آگاه‌تر است و [نیز] او هدایت‌یافتگان را بهتر مى‌شناسد.///(ای رسول ما خلق را) به حکمت (و برهان) و موعظه نیکو به راه خدایت دعوت کن و با بهترین طریق با اهل جدل مناظره کن (وظیفه تو بیش از این نیست) که البته خدای تو (عاقبت حال) کسانی را که از راه او گمراه شده و آنان را که هدایت یافته‌اند بهتر می‌داند.///به راه پروردگارت با حکمت و پند [های‌] پسندیده فراخوان، و با آنان به شیوه‌ای که بهتر است مجادله [و مقابله‌] کن، چرا که پروردگارت داناتر است که چه کسانی از راه او به در افتاده‌اند و هم او به رهیافتگان داناتر است‌///با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسی بهتر می‌داند چه کسی از راه او گمراه شده است؛ و او به هدایت‌یافتگان داناتر است.///بخوان بسوی راه پروردگار خویش با حکمت و پند نیکو و درستیز با ایشان بدانچه آن است نکوتر همانا پروردگار تو داناتر است بدانکه گم شده است از راه او و او است داناتر به هدایت‌شدگان‌///با فرزانگی و اندرز نیکو (مکلفان را) به راه (راهوار) پروردگارت دعوت کن و با آنان با نیکوترین شیوه مجادله نمای. به‌راستی پروردگارت به (حال) کسی که از راه او منحرف شده داناتر و (هم) او به (حال) راه‌یافتگان (نیز) داناتر است. quran_en_fa And if ye do catch them out, catch them out no worse than they catch you out: But if ye show patience, that is indeed the best (course) for those who are patient. و اگر [ستم‌گر را] مجازات کردید، پس فقط به مانند ستمی که به شما شده مجازات کنید، و اگر شکیبایی ورزید [و از مجازات کردن بگذرید] این کار برای شکیبایان بهتر است.///و اگر [ستم‌گر را] مجازات کردید، پس فقط به مانند ستمی که به شما شده مجازات کنید، و اگر شکیبایی ورزید [و از مجازات کردن بگذرید] این کار برای شکیبایان بهتر است.///اگر عقوبت مى‌کنید، چنان عقوبت کنید که شما را عقوبت کرده‌اند. و اگر صبر کنید، صابران را صبر نیکوتر است.///و اگر سزا مى‌دهید، مانند آنچه با شما کرده‌اند سزا دهید، و اگر صبورى کنید بى‌شک همان براى صابران بهتر است///و اگر عقوبت کردید، همان گونه که مورد عقوبت قرار گرفته‌اید [متجاوز را] به عقوبت رسانید، و اگر صبر کنید البته آن براى شکیبایان بهتر است.///و اگر [ستمگر را] کیفر مى‌کنید، چنان مجازات کنید که شما را بدان کیفر کردند، و البته اگر شکیبایى ورزید [و از مجازات کردن بگذرید،] این کار براى شکیبایان بهتر است.///و اگر به شما مسلمانان کسی عقوبت و ستمی رسانید شما باید به قدر آن در مقابل انتقام کشید (نه بیشتر) و اگر صبوری کنید البته برای صابران بهتر خواهد بود.///و اگر خواستید کسی را مکافات کنید، نظیر آنچه مکافات دیده‌اید، مکافات دهید، و اگر شکیبایی [و خویشتنداری‌] ورزید، بدانید که این شیوه برای شکیبایان بهتر است‌///و هر گاه خواستید مجازات کنید، تنها بمقداری که به شما تعدی شده کیفر دهید! و اگر شکیبایی کنید، این کار برای شکیبایان بهتر است.///و اگر شکنجه کنید پس شکنجه کنید همانند آنچه شکنجه شدید و اگر بردباری گزینید همانا آن بهتر است برای بردباران‌///اگر پیگیری کنید، همان گونه که مورد عقوبت قرار گرفته‌اید (متجاوز را) به عقوبت رسانید، و اگر به‌درستی صبر کنید البته آن برای شکیبایان بهتر است. quran_en_fa And do thou be patient, for thy patience is but from Allah; nor grieve over them: and distress not thyself because of their plots. و شکیبایی کن، و شکیبایی تو جز به توفیق خدا نیست، و بر [گمراهی و ضلالت] آنان [و کارهایی که انجام می‌دهند] اندوهگین مباش، و از نیرنگی که همواره به کار می‌گیرند، دلتنگ مشو.///و شکیبایی کن، و شکیبایی تو جز به توفیق خدا نیست، و بر [گمراهی و ضلالت] آنان [و کارهایی که انجام می‌دهند] اندوهگین مباش، و از نیرنگی که همواره به کار می‌گیرند، دلتنگ مشو.///صبر کن، که صبر تو جز به توفیق خدا نیست و بر ایشان محزون مباش و از مکرشان دلتنگى منماى،///و صبور باش که صبر تو جز به توفیق خدا نیست، و بر ایشان محزون مباش و از آن مکرى که مى‌کنند دل تنگ مدار///و صبر کن و صبر تو جز به [توفیق‌] خدا نیست و بر آنان اندوه مخور و از آنچه نیرنگ مى‌کنند دل تنگ مدار.///[و اى پیامبر!] صبر پیشه کن و صبر تو جز [به یارى و توفیق] خداوند نیست. و بر آنان اندوه مخور. و از نیرنگى که مى‌کنند، دلتنگ مباش.///و تو (ای رسول) صبر و تحمل پیشه کن که صبر تو تنها به (توفیق) خداست، و بر آنها (که ترک کفر و عناد نمی‌کنند) غمگین مشو و از مکر و حیله آنان دلتنگ مباش.///شکیبایی پیشه کن و شکیبایی تو جز به توفیق الهی نیست و بر آنان اندوه مخور و از مکری که می‌ورزند دلتنگ مباش‌///صبر کن، و صبر تو فقط برای خدا و به توفیق خدا باشد! و بخاطر (کارهای) آنها، اندوهگین و دلسرد مشو! و از توطئه‌های آنها، در تنگنا قرار مگیر!///و صبرکن و نیست صبرت جز به خدا و اندوهگین نباش بر ایشان و نباش در تنگنائی از آنچه نیرنگ کنند///و صبر کن و صبر تو جز به (توفیق) خدا نیست. و بر آنان اندوه مخور و از آنچه نیرنگ می‌کنند در تنگی مباش. quran_en_fa For Allah is with those who restrain themselves, and those who do good. بی تردید خدا با کسانی که پرهیزکاری پیشه کردند و کسانی که [از هر جهت] نیکوکارند می‌باشد.///بی تردید خدا با کسانی که پرهیزکاری پیشه کردند و کسانی که [از هر جهت] نیکوکارند می‌باشد.///زیرا خدا با کسانى است که مى‌پرهیزند و نیکى مى‌کنند.///بى‌تردید خدا با کسانى است که پارسایى کرده‌اند و کسانى که نیکوکارند///در حقیقت، خدا با کسانى است که پروا داشته‌اند و [با] کسانى [است‌] که آنها نیکوکارند.///زیرا که خداوند با کسانى است که تقوا پیشه کردند و [با] کسانى [است] که آنان نیکوکارند.///محققا خدا یار و یاور متقیان و نیکوکاران عالم است.///بی‌گمان خداوند با پرهیزگاران و نیکوکاران است‌///خداوند با کسانی است که تقوا پیشه کرده‌اند، و کسانی که نیکوکارند.///همانا خدا با آنانی است که پرهیز می‌کنند و آنان که ایشانند نکوکاران‌///بی‌گمان، خدا با کسانی است که پرهیز داشتند و (با) کسانی (است) که (هم) آنان نیکوکارند. quran_en_fa Glory to (Allah) Who did take His servant for a Journey by night from the Sacred Mosque to the farthest Mosque, whose precincts We did bless,- in order that We might show him some of Our Signs: for He is the One Who heareth and seeth (all things). منزه و پاک است آن [خدایی] که شبی بنده‌اش] محمد (صلی الله علیه وآله وسلم)] را از مسجدالحرام به مسجد الاقصی که پیرامونش را برکت دادیم، سیر [و حرکت] داد، تا [بخشی] از نشانه‌های [عظمت و قدرت [خود را به او نشان دهیم؛ یقینا او شنوا و داناست.///منزه و پاک است آن [خدایی] که شبی بنده‌اش] محمد (صلی الله علیه وآله وسلم)] را از مسجدالحرام به مسجد الاقصی که پیرامونش را برکت دادیم، سیر [و حرکت] داد، تا [بخشی] از نشانه‌های [عظمت و قدرت [خود را به او نشان دهیم؛ یقینا او شنوا و داناست.///منزه است آن خدایى که بنده خود را شبى از مسجدالحرام به مسجدالاقصى که گرداگردش را برکت داده‌ایم سیر داد، تا بعضى از آیات خود را به او بنماییم، هر آینه او شنوا و بیناست.///منزه است آن که بنده‌ى خود را شبى از مسجد الحرام به سوى مسجد الأقصى که حومه آن را برکت داده‌ایم سیر داد، تا آیات خویش را به او بنماییم که همانا او شنواى بیناست///منزه است آن [خدایى‌] که بنده‌اش را شبانگاهى از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى -که پیرامون آن را برکت داده‌ایم- سیر داد، تا از نشانه‌هاى خود به او بنمایانیم، که او همان شنواى بیناست.///پاک و منزه است آن [خدایى‌] که بنده‌اش [محمد‌] را شبانه از مسجدالحرام تا مسجد‌الاقصى که اطرافش را برکت داده‌ایم، برد، تا [بخشى‌] از نشانه‌هاى خود را به او نشان دهیم. یقینا او شنوا و بیناست.///پاک و منزه است خدایی که در (مبارک) شبی بنده خود (محمد) را از مسجد حرام (مکه معظمه) به مسجد اقصایی که پیرامونش را مبارک و پر نعمت ساختیم سیر داد تا آیات و اسرار غیب خود را به او بنماییم که او (خدا) به حقیقت شنوا و بیناست.///پاکا کسی که بنده‌اش را شبی از مسجدالحرام تا مسجدالاقصی که پیرامونش را برکت بخشیده‌ایم، سیر داد، تا به او نمونه‌هایی از آیات خویش نشان دهیم، اوست که شنوا و بیناست‌///پاک و منزه است خدایی که بنده‌اش را در یک شب، از مسجد الحرام به مسجد الاقصی -که گرداگردش را پربرکت ساخته‌ایم- برد، تا برخی از آیات خود را به او نشان دهیم؛ چرا که او شنوا و بیناست.///منزه است خداوندی که شبانه برد بنده خویش را از مسجد حرام بسوی مسجد اقصی آنی که برکت نهادیم پیرامونش تا بنمایانیمش از آیتهای ما همانا او است شنوای بینا///منزه است کسی که بنده‌ (ی ویژه) ‌اش را شبان‌گاهی از مسجدالحرام به سوی دورترین مسجد (آسمانی) - که پیرامونش را برکت دادیم - به وسیلة بندگی ممتازش سیر داد، برای آنکه برخی از نشانه‌هایمان را به او نشان دهیم، بی‌گمان او همان (خدای) بس شنوای بیناست. quran_en_fa We gave Moses the Book, and made it a Guide to the Children of Israel, (commanding): "Take not other than Me as Disposer of (your) affairs." و ما به موسی کتاب دادیم و آن را برای بنی اسرائیل وسیله هدایت قرار دادیم [و در آن کتاب، آنان را به این حقیقت راهنمایی کردیم] که جز مرا [که خدای یگانه‌ام] وکیل و کار ساز نگیرید.///و ما به موسی کتاب دادیم و آن را برای بنی اسرائیل وسیله هدایت قرار دادیم [و در آن کتاب، آنان را به این حقیقت راهنمایی کردیم] که جز مرا [که خدای یگانه‌ام] وکیل و کار ساز نگیرید.///و آن کتاب را به موسى دادیم و آن را راهنماى بنى‌اسرائیل گردانیدیم که: جز من کارسازى برمگزینید.///و به موسى کتاب دادیم و آن را براى بنى اسرائیل وسیله هدایت ساختیم که زنهار غیر من و کیل و سرپرست نگیرید///و کتاب آسمانى را به موسى دادیم و آن را براى فرزندان اسرائیل رهنمودى گردانیدیم که: زنهار، غیر از من کارسازى مگیرید،///ما به موسى کتاب دادیم و او را هدایتگر بنى‌اسرائیل قرار دادیم، که: «غیر از من تکیه‌گاه و کارسازى نگیرید.»///و به موسی کتاب (تورات) را فرستادیم و آن را وسیله هدایت بنی اسرائیل قرار دادیم (و گفتیم) که غیر من هیچ کس را حافظ و کارساز فرا نگیرید.///و به موسی کتاب آسمانی داده و آن را رهنمود بنی‌اسرائیل گرداندیم که جز من کسی را کارساز [مدانید و] مگیرید///ما به موسی کتاب آسمانی دادیم؛ و آن را وسیله هدایت بنی اسرائیل ساختیم؛ (و گفتیم:) غیر ما را تکیه‌گاه خود قرار ندهید!///و دادیم به موسی کتاب را و گردانیدیمش هدایتی برای بنی اسرائیل که نگیرید جز من سرپرستی‌///و کتاب (وحیانی تورات) را به موسی دادیم و آن را برای فرزندان اسرائیل رهنمودی گردانیدیم که: «(زنهار)، غیر از من کاردان کارسازی برمگیرید.» quran_en_fa O ye that are sprung from those whom We carried (in the Ark) with Noah! Verily he was a devotee most grateful. [ای] نسل کسانی که با نوح [در کشتی] سوار کردیم! مسلما او بنده‌ای بسیار سپاس گزار بود [پس شما هم چون او با عمل به فرمان‌های حق سپاس گزار باشید.]///[ای] نسل کسانی که با نوح [در کشتی] سوار کردیم! مسلما او بنده‌ای بسیار سپاس گزار بود [پس شما هم چون او با عمل به فرمان‌های حق سپاس گزار باشید.]///اى فرزندان مردمى که با نوح در کشتیشان نشاندیم، بدانید که او بنده‌اى سپاسگزار بود.///[شما] نسل کسانى هستید که آنها را [در کشتى‌] با نوح برداشتیم. به راستى او بنده‌اى شکرگزار بود/// [اى‌] فرزندان کسانى که [آنان را در کشتى‌] با نوح برداشتیم. راستى که او بنده‌اى سپاسگزار بود.///[اى بنى‌اسرائیل!] اى فرزندان کسانى که آنان را همراه نوح، سوار [بر کشتى] کردیم و [نجات دادیم!] همانا نوح، بنده‌اى بسیار شکرگزار بود [شما نیز مانند او باشید، تا نجات یابید].///(ای) فرزندان کسانی که به کشتی نوحشان بردیم (و از هلاک نجاتشان دادیم، چنانکه) نوح بسیار بنده شکرگزاری بود (شما هم مانند او شاکر باشید تا نجات یابید).///[ای‌] زاد و رود کسانی که همراه نوح سوار [بر کشتی‌] کردیم، همانا او بنده‌ای سپاسگزار بود///ای فرزندان کسانی که با نوح (بر کشتی) سوار کردیم! او بنده شکرگزاری بود. (شما هم مانند او باشید، تا نجات یابید!)///نژاد آنان که سوار کردیم با نوح همانا بود او بنده سپاسگزار///فرزندان (همان) کسانی که با نوح (در کشتی) حمل کردیم؛ به‌راستی که او بنده‌ای بسیار سپاسگزار بود. quran_en_fa And We gave (Clear) Warning to the Children of Israel in the Book, that twice would they do mischief on the earth and be elated with mighty arrogance (and twice would they be punished)! ما در تورات به بنی اسرائیل خبر دادیم که قطعا دو بار در زمین فساد می‌کنید و [در برابر طاعت خدا] به سرکشی و طغیان [و نسبت به مردم به برتری جویی و ستمی] بزرگ دچار می‌شوید.///ما در تورات به بنی اسرائیل خبر دادیم که قطعا دو بار در زمین فساد می‌کنید و [در برابر طاعت خدا] به سرکشی و طغیان [و نسبت به مردم به برتری جویی و ستمی] بزرگ دچار می‌شوید.///و بنى اسرائیل را در آن کتاب خبر دادیم که: دو بار در زمین فساد خواهید کرد و نیز سرکشى خواهید کرد، سرکشى‌کردنى بزرگ.///و به بنى اسرائیل در آن کتاب اعلام کردیم که بى‌گمان دوبار در زمین فساد خواهید کرد و به طغیان بزرگى دست خواهید زد///و در کتاب آسمانى‌ [شان‌] به فرزندان اسرائیل خبر دادیم که: «قطعا دو بار در زمین فساد خواهید کرد، و قطعا به سرکشى بسیار بزرگى برخواهید خاست.»///ما در کتاب [تورات]، به بنى‌اسرائیل اعلام کردیم که قطعا شما دو بار در زمین فساد مى‌کنید و برترى‌جویى بزرگى خواهید کرد.///و در کتاب (تورات، یا در لوح محفوظ و کتاب تکوین الهی) خبر دادیم و چنین مقدر کردیم که شما بنی اسرائیل دو بار حتما در زمین فساد و خونریزی می‌کنید و تسلط و سرکشی سخت ظالمانه می‌یابید (یک بار به قتل اشعیا و مخالفت ارمیا، و بار دیگر به قتل زکریا و یحیی).///و بر بنی‌اسرائیل در کتاب آسمانی مقرر داشتیم که در این سرزمین دوبار فتنه و فساد و سرکشی بی‌اندازه خواهید کرد///ما به بنی اسرائیل در کتاب (تورات) اعلام کردیم که دوبار در زمین فساد خواهید کرد، و برتری‌جویی بزرگی خواهید نمود.///و بگذراندیم بسوی بنی اسرائیل در کتاب که البته فساد می‌کنید در زمین دوبار و برتری می‌جوئید برترینی بزرگ‌///و به فرزندان اسرائیل در کتاب (آسمانی‌شان) خبری حتمی دادیم: «همانا دو بار در سراسر زمین همواره افساد خواهید کرد. و بی‌گمان (بار دوم) به سرکشی بزرگی بی‌امان بر خواهید خاست‌.» quran_en_fa When the first of the warnings came to pass, We sent against you Our servants given to terrible warfare: They entered the very inmost parts of your homes; and it was a warning (completely) fulfilled. پس هنگامی که [زمان ظهور] وعده [عذاب و انتقام ما به کیفر] نخستین فسادانگیزی و طغیان شما فرا رسد، بندگان سخت پیکار ونیرومند خود را بر ضد شما برانگیزیم، آنان [برای کشتن، اسیر کردن و ربودن ثروت و اموالتان] لابه لای خانه‌ها را [به طور کامل و با دقت] جستجو می‌کنند؛ و یقینا این وعده‌ای انجام شدنی است.///پس هنگامی که [زمان ظهور] وعده [عذاب و انتقام ما به کیفر] نخستین فسادانگیزی و طغیان شما فرا رسد، بندگان سخت پیکار ونیرومند خود را بر ضد شما برانگیزیم، آنان [برای کشتن، اسیر کردن و ربودن ثروت و اموالتان] لابه لای خانه‌ها را [به طور کامل و با دقت] جستجو می‌کنند؛ و یقینا این وعده‌ای انجام شدنی است.///چون از آن دو بار وعده نخستین در رسید، گروهى از بندگان خویش را که جنگاورانى زورمند بودند، بر سر شما فرستادیم. آنان حتى در درون خانه‌ها هم کشتار کردند و این وعده به انجام رسید.///پس آن‌گاه که وعده‌ى اولین آن دو فرا رسید، بندگانى از خود را که جنگاورانى نیرومندند بر شما برانگیزیم تا [براى تعقیب شما] داخل خانه‌ها را جست جو کنند، و این وعده انجام شدنى است///پس آنگاه که وعده [تحقق‌] نخستین آن دو فرا رسد، بندگانى از خود را که سخت نیرومندند بر شما مى‌گماریم، تا میان خانه‌ها [یتان براى قتل و غارت شما] به جستجو درآیند، و این تهدید تحقق‌یافتنى است.///پس همین که وعده‌ى نخستین فتنه فرارسد، گروهى از بندگان توانمند و جنگجوى خویش را [براى سرکوب شما] برانگیزیم. پس درون خانه‌ها را جستجو کنند [تا فتنه‌گران را یافته، کیفر دهند] و آن، وعده‌اى قطعى است.///پس چون وقت انتقام اول فرا رسد بندگان سخت جنگجو و نیرومند خود را (چون بخت النصر) بر شما برانگیزیم تا آنجا که در درون خانه‌های شما نیز جستجو کنند. و این وعده (انتقام خدا) حتمی است.///و چون وعده نخستینشان فرارسید، بر شما کسانی از بندگان خود را که ستیزه‌جویانی سهمگین بودند، بر گماشتیم که اندرون خانه‌ها را جستجو می‌کردند، و آن وعده‌ای انجام یافتنی بود///هنگامی که نخستین وعده فرا رسد، گروهی از بندگان پیکارجوی خود را بر ضد شما میانگیزیم (تا شما را سخت در هم کوبند؛ حتی برای به دست آوردن مجرمان)، خانه‌ها را جستجو می‌کنند؛ و این وعده‌ای است قطعی!///تا گاهی که آید وعده نخستین آنها را برانگیزیم بر شما بندگانی ما را دارندگان نیروئی سخت پس بگردند میان شهرها و بوده است وعده شدنی‌///پس آنگاه که (زمان تحقق) وعده‌ی نخستین آن دو (افساد) فرا رسد، بندگان (ویژه‌ی) خود را - که سخت نیرومندند - بر شما می‌گماریم. پس (در) میان خانه‌ها (برای سرکوبی شما) به جستجویی بی‌امان بپردازند، و این وعده‌ای انجام‌شدنی بوده است. quran_en_fa Then did We grant you the Return as against them: We gave you increase in resources and sons, and made you the more numerous in man-power. سپس پیروزی بر آنان را به شما باز می‌گردانیم و شما را به وسیله اموال و فرزندان تقویت می‌کنیم، و نفرات [رزمی] شما را بیشتر می‌گردانیم.///سپس پیروزی بر آنان را به شما باز می‌گردانیم و شما را به وسیله اموال و فرزندان تقویت می‌کنیم، و نفرات [رزمی] شما را بیشتر می‌گردانیم.///بار دیگر شما را بر آنها غلبه دادیم و به مال و فرزند مدد کردیم و بر شمارتان افزودیم.///آن‌گاه دوباره غلبه بر آنها را به شما بازگردانیم و شما را با اموال و پسران یارى دهیم و تعداد نفرات شما را بیشتر کنیم///پس [از چندى‌] دوباره شما را بر آنان چیره مى‌کنیم و شما را با اموال و پسران یارى مى‌دهیم و [تعداد] نفرات شما را بیشتر مى‌گردانیم.///سپس، جنگ را به سود شما و علیه آنان برگردانیم و شما را با اموال و فرزندان کمک کنیم و نفرات شما را بیشتر قرار دهیم.///آن‌گاه شما را به روی آنها برگردانیم و بر آنها غلبه دهیم و به مال و فرزندان مدد بخشیم و عده (جنگجویان) شما را بیشتر (از دشمن) گردانیم.///سپس شما را بر ایشان پیروزی دادیم و شما را به اموال و پسران مدد رساندیم و نفرات شما را افزونتر ساختیم‌///سپس شما را بر آنها چیره می‌کنیم؛ و شما را به وسیله داراییها و فرزندانی کمک خواهیم کرد؛ و نفرات شما را بیشتر (از دشمن) قرارمی‌دهیم.///پس باز آوردیم برای شما تاختن را بر ایشان و کمک دادیم شما را به مالهائی و پسرانی و گردانیدیم شما را فزونتر در گروه‌///سپس دوباره شما (اسرائیلیان) را بر این بندگان ویژه چیره می‌کنیم و شما را با اموالی و پسرانی (یاری) و مدد می‌دهیم و شما را بیش از پیش (برای جنگ) بسیج می‌گردانیم. quran_en_fa If ye did well, ye did well for yourselves; if ye did evil, (ye did it) against yourselves. So when the second of the warnings came to pass, (We permitted your enemies) to disfigure your faces, and to enter your Temple as they had entered it before, and to visit with destruction all that fell into their power. اگر نیکی کنید به خود نیکی کرده‌اید، و اگر بدی کنید به خود بدی کرده‌اید. پس هنگامی که [زمان ظهور] وعده دوم [برای عذاب و انتقام] فرا رسد، [پیکارگرانی بسیار سخت گیر بر ضد شما برمی انگیزیم] تا شما را [با دچار کردن به مصایب سنگین و گزند و آسیب فراوان] غصه دار و اندوهگین کنند و به مسجد [الاقصی] درآیند، آن گونه که بار اول درآمدند تا هر که و هر چه را دست یابند، به شدت در هم کوبند و نابود کنند.///اگر نیکی کنید به خود نیکی کرده‌اید، و اگر بدی کنید به خود بدی کرده‌اید. پس هنگامی که [زمان ظهور] وعده دوم [برای عذاب و انتقام] فرا رسد، [پیکارگرانی بسیار سخت گیر بر ضد شما برمی انگیزیم] تا شما را [با دچار کردن به مصایب سنگین و گزند و آسیب فراوان] غصه دار و اندوهگین کنند و به مسجد [الاقصی] درآیند، آن گونه که بار اول درآمدند تا هر که و هر چه را دست یابند، به شدت در هم کوبند و نابود کنند.///اگر نیکى کنید به خود مى‌کنید، و اگر بدى کنید به خود مى‌کنید. و چون وعده دوم فرا رسید، کسانى بر سرتان فرستادیم تا شما را غمگین سازند و چون بار اول که به مسجد درآمده بودند به مسجد درآیند و به هر چه دست یابند نابود سازند.///[حال‌] اگر نیکى کنید، به خود نیکى کرده‌اید و اگر بدى کنید به خود بد کرده‌اید، پس وقتى وعده‌ى [کیفر] بعدى فرا رسد [چنان بر شما بتازند] که از اندوه صورتتان را زشت گردانند و وارد مسجد [الاقصى‌] شوند، چنان که بار اول داخل شده بودند و به هر چه دست یابند یک///اگر نیکى کنید، به خود نیکى کرده‌اید، و اگر بدى کنید، به خود [بد نموده‌اید]. و چون تهدید آخر فرا رسد [بیایند] تا شما را اندوهگین کنند و در معبد [تان‌] چنانکه بار اول داخل شدند [به زور] درآیند و بر هر چه دست یافتند یکسره [آن را] نابود کنند.///اگر نیکى کنید، به خود نیکى کرده‌اید. و اگر بدى کنید، به خود بد کرده‌اید. پس همین که وعده‌ى دوم فرارسد، [بندگانى دیگر را مى‌فرستیم،] تا سیماى شما را زشت نمایند و [براى گرفتن قدرت] به مسجدالاقصى وارد شوند، همان‌گونه که بار نخست وارد شدند و تا آنچه را زیر سلطه درآورده‌اند، به سختى ویران کنند.///اگر نیکی و احسان کردید به خود کرده‌اید و اگر بدی و ستم کردید باز به خود کرده‌اید. و آن‌گاه که وقت (انتقام ظلم) دیگر شما (که کشتن یحیی و زکریاست یا عزم قتل عیسی) فرا رسید (باز بندگانی قوی و جنگ آور را بر شما مسلط می‌کنیم) تا اثر بیچارگی و خوف و اندوه بر رخسار شما نشانند و به مسجد بیت المقدس (معبد بزرگ شما) مانند بار اول درآیند و به هر چه رسند نابود سازند.///اگر نیکی کنید در حق خویش نیکی کرده‌اید و اگر بدی کنید، به زیان خویش کرده‌اید، و چون وعده آخرشان فرارسید [کسانی بر گماشتیم تا] چهره شما را اندوهگین کنند، و به همان مسجد [بیت‌المقدس‌] وارد شوند همچنانکه بار اول هم وارد شده بودند، و به هر چه دست یابند به کلی نابود کنند///اگر نیکی کنید، به خودتان نیکی می‌کنید؛ و اگر بدی کنید باز هم به خود می‌کنید. و هنگامی که وعده دوم فرا رسد، (آنچنان دشمن بر شما سخت خواهد گرفت که) آثار غم و اندوه در صورتهایتان ظاهر می‌شود؛ و داخل مسجد (الاقصی) می‌شوند همان گونه که بار اول وارد شدند؛ و آنچه را زیر سلطه خود می‌گیرند، در هم می‌کوبند.///اگر نیکی کنید برای خویش نیکی کرده‌اید و اگر بدی کنید پس برای آن است و هنگامی که بیاید وعده بار دوم تا ناخوش دارند وجوه شما را و درآیند مسجد را چنانکه درآمدندش نخستین بار و نابود کنند آنچه را برتر آمده‌اند نابودکردنی‌///اگر نیکی کنید، برای خودهاتان نیکی کرده‌اید و اگر (هم) بدی کنید، به زیان خودتان است. پس آنگاه، وعده‌ی پایانی فرا رسد باید (آن بندگان ما) چهره‌هایتان را زشت و تباه کنند. و باید در آن مسجد (الاقصای زمینی) در آیند چنان که نخستین بار وارد آن شدند و (نیز) باید (با غلبه بر اسرائیلیان) بی‌گمان چیرگی‌شان را یکسره برچینند (چه) برچیدنی. quran_en_fa It may be that your Lord may (yet) show Mercy unto you; but if ye revert (to your sins), We shall revert (to Our punishments): And we have made Hell a prison for those who reject (all Faith). امید است که پروردگارتان [در صورتی که توبه کنید] به شما رحم کند و اگر به طغیان و فساد برگردید، ما هم [به کیفر شدید و عذاب سخت] بازگردیم، و دوزخ را برای کافران، زندانی تنگ قرار دادیم.///امید است که پروردگارتان [در صورتی که توبه کنید] به شما رحم کند و اگر به طغیان و فساد برگردید، ما هم [به کیفر شدید و عذاب سخت] بازگردیم، و دوزخ را برای کافران، زندانی تنگ قرار دادیم.///شاید پروردگارتان بر شما رحمت آورد. و اگر بازگردید، بازمى‌گردیم و جهنم را زندان کافران ساخته‌ایم.///[اگر توبه کردید] امید است که پروردگارتان بر شما رحمت آورد، و اگر [به فساد] باز گشتید ما نیز باز مى‌گردیم. و دوزخ را براى کافران زندان قرار داده‌ایم///امید است که پروردگارتان شما را رحمت کند، و [لى‌] اگر [به گناه‌] بازگردید [ما نیز به کیفر شما] بازمى‌گردیم، و دوزخ را براى کافران زندان قرار دادیم.///امید است که پروردگارتان بر شما رحم کند و اگر بازگردید [و دوباره فتنه کنید]، ما نیز برمى‌گردیم [و قهر خود را مى‌فرستیم]. و ما دوزخ را براى کافران، زندانى سخت قرار داده‌ایم.///امید است خدا به شما (اگر توبه کرده و صالح شوید) باز مهربان گردد و اگر (به عصیان و ستمگری) برگردید ما هم (به عقوبت و مجازات شما) بازمی‌گردیم و جهنم را زندان کافران قرار داده‌ایم.///باشد که پروردگار شما بر شما رحمت آورد، و اگر باز گردید ما نیز باز می‌گردیم و جهنم را زندان کافران گردانده‌ایم‌///امید است پروردگارتان به شما رحم کند! هرگاه برگردید، ما هم بازمی‌گردیم؛ و جهنم را برای کافران، زندان سختی قرار دادیم.///شاید پروردگار شما رحم کند بر شما و اگر بازگردید بازگردیم و گردانیدیم دوزخ را برای کافران تنگنائی (زندانی)///شاید پروردگارتان رحمتان کند. و (اما) اگر (به گناهتان) بازگردید (ما نیز به کیفرتان) باز می‌گردیم. و دوزخ را برای کافران زندانی سخت قرار دادیم. quran_en_fa Verily this Qur'an doth guide to that which is most right (or stable), and giveth the Glad Tidings to the Believers who work deeds of righteousness, that they shall have a magnificent reward; بی تردید این قرآن به استوارترین آیین هدایت می‌کند، و به مؤمنانی که کارهای شایسته انجام می‌دهند، مژده می‌دهد که برای آنان پاداشی بزرگ است.///بی تردید این قرآن به استوارترین آیین هدایت می‌کند، و به مؤمنانی که کارهای شایسته انجام می‌دهند، مژده می‌دهد که برای آنان پاداشی بزرگ است.///این قرآن به درست‌ترین آیینها راه مى‌نماید و مؤمنانى را که کارهاى شایسته به جاى مى‌آورند بشارت مى‌دهد که از مزدى کرامند برخوردار خواهند شد.///بى‌تردید، این قرآن به آیین که استوارتر است راه مى‌نماید و به آن مؤمنانى که کارهاى شایسته مى‌کنند مژده مى‌دهد که پاداشى بزرگ برایشان خواهد بود///قطعا این قرآن به [آیینى‌] که خود پایدارتر است راه مى‌نماید، و به آن مؤمنانى که کارهاى شایسته مى‌کنند، مژده مى‌دهد که پاداشى بزرگ برایشان خواهد بود.///به راستی این قرآن، به استوارترین راه، هدایت مى‌کند. و به مؤمنانى که کارهاى شایسته انجام مى‌دهند، بشارت مى‌دهد که برایشان پاداش بزرگى است.///همانا این قرآن (خلق را) به راست و استوارترین طریقه هدایت می‌کند و اهل ایمان را که نیکوکار باشند به اجر و ثواب بزرگ بشارت می‌دهد.///بی‌گمان این قرآن به آیینی که استوارتر است، راه می‌نمایاند و به مؤمنانی که نیکوکاری می‌کنند بشارت می‌دهد که برای آنان پاداش بزرگی هست‌///این قرآن، به راهی که استوارترین راه‌هاست، هدایت می‌کند؛ و به مؤمنانی که اعمال صالح انجام می‌دهند، بشارت می‌دهد که برای آنها پاداش بزرگی است.///همانا این قرآن رهبری می‌کند بدانچه آن استوارتر است و مژده می‌دهد مؤمنانی را که کردار شایسته کنند که ایشان را است پاداشی بزرگ‌///به‌راستی این قرآن به هر آن چه (از راه‌ها) استوارتر، محکم‌تر و ارزشمندتر است هدایت می‌کند. و به آن مؤمنانی که کارهای شایسته می‌کنند، مژده می‌دهد که بی‌گمان برایشان پاداشی بزرگ است. quran_en_fa And to those who believe not in the Hereafter, (it announceth) that We have prepared for them a Penalty Grievous (indeed). و برای آنان که به قیامت ایمان نمی‌آورند، عذابی دردناک آماده کرده‌ایم.///و برای آنان که به قیامت ایمان نمی‌آورند، عذابی دردناک آماده کرده‌ایم.///و براى کسانى که به آخرت ایمان ندارند عذابى دردآور مهیا کرده‌ایم.///و براى کسانى که به آخرت ایمان نمى‌آورند عذابى دردناک آماده کرده‌ایم///و اینکه براى کسانى که به آخرت ایمان نمى‌آورند عذابى پر درد آماده کرده‌ایم.///و آنان که به آخرت ایمان نمى‌آورند، برایشان عذابى دردناک، آماده کرده‌ایم.///و بر آنان که به عالم آخرت ایمان نمی‌آورند البته عذاب دردناک مهیا ساخته‌ایم.///و اینکه برای بی‌ایمانان به آخرت، عذابی دردناک آماده ساخته‌ایم‌///و اینکه آنها که به قیامت ایمان نمی‌آورند، عذاب دردناکی برای آنان آماده ساخته‌ایم.///و آنکه آنان که ایمان نمی‌آورند به آخرت آماده کردیم برای ایشان عذابی دردناک‌///و بی‌تردید برای کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند عذابی پر درد آماده کرده‌ایم. quran_en_fa The prayer that man should make for good, he maketh for evil; for man is given to hasty (deeds). و انسان به همان صورت که نیکی‌ها را می‌طلبد [بدون توجه به عواقب امور و به سبب جهل به مصالح و مفاسد خویش، گزند و آسیب و] بدی‌ها را می‌طلبد و انسان بسیار شتاب زده و عجول است.///و انسان به همان صورت که نیکی‌ها را می‌طلبد [بدون توجه به عواقب امور و به سبب جهل به مصالح و مفاسد خویش، گزند و آسیب و] بدی‌ها را می‌طلبد و انسان بسیار شتاب زده و عجول است.///و آدمى به دعا شرى را مى‌طلبد چنان که گویى به دعا خیرى را مى‌جوید. و آدمى تا بوده شتابزده بوده است.///و آدمى [بدون فکر] بدى را همان گونه مى‌طلبد که نیکى را مى‌طلبد، و انسان همواره شتابزده است///و انسان [همان گونه که‌] خیر را فرا مى‌خواند، [پیشامد] بد را مى‌خواند و انسان همواره شتابزده است.///و انسان، همان‌گونه که نیکی را مى‌طلبد، بدی را هم مى‌طلبد. و انسان همواره عجول است.///انسان با شوق و رغبتی که خیر و منفعت خود را می‌جوید (چه بسا به نادانی) با همان شوق و رغبت شر و زیان خود را می‌طلبد، و انسان بسیار بی‌صبر و شتاب‌کار است.///و انسان همان گونه که در مورد خیر دعا می‌کند، در مورد شر نفرین می‌کند، و انسان شتاب‌کار است‌///انسان (بر اثر شتابزدگی)، بدیها را طلب می‌کند آن گونه که نیکیها را می‌طلبد؛ و انسان، همیشه عجول بوده است!///و می‌خواند انسان به بدی همانند خواندنش به خوبی و بوده است انسان شتاب کننده‌///و انسان (به جای درخواست) خواسته‌اش به وسیله‌ی خیر، (آن) را با شر درخواست می‌کند. و انسان بسی شتابان بوده است. quran_en_fa We have made the Night and the Day as two (of Our) Signs: the Sign of the Night have We obscured, while the Sign of the Day We have made to enlighten you; that ye may seek bounty from your Lord, and that ye may know the number and count of the years: all things have We explained in detail. ما شب و روز را دو نشانه [قدرت و حکمت خود] قرار دادیم؛ پس شب را بی نور نمودیم و روز را روشن ساختیم، تا [در آن] روزی و رزقی را از پروردگارتان بطلبید و برای اینکه شماره سال‌ها و حساب [اوقات و زمان‌ها] را بدانید، و هر چیزی را [که نسبت به دنیا و دینتان و تربیت و کمالتان نیازمند به آن هستید] به روشنی و به طور کامل بیان کردیم.///ما شب و روز را دو نشانه [قدرت و حکمت خود] قرار دادیم؛ پس شب را بی نور نمودیم و روز را روشن ساختیم، تا [در آن] روزی و رزقی را از پروردگارتان بطلبید و برای اینکه شماره سال‌ها و حساب [اوقات و زمان‌ها] را بدانید، و هر چیزی را [که نسبت به دنیا و دینتان و تربیت و کمالتان نیازمند به آن هستید] به روشنی و به طور کامل بیان کردیم.///شب و روز را دو آیت از آیات خدا قرار دادیم. آیت شب را تاریک گردانیدیم و آیت روز را روشن تا به طلب رزقى که پروردگارتان مقرر داشته است برخیزید و شمار سالها و حساب را بدانید، و ما هر چیزى را به تفصیل بیان کرده‌ایم.///و شب و روز را دو نشانه قرار دادیم، پس نشانه شب را محو [و تیره‌] کردیم و نشانه روز را ظاهر و روشن قرار دادیم تا از پروردگارتان روزى بطلبید و شمار سال‌ها و حساب [اوقات‌] را بدانید، و هر چیزى را به طور کامل توضیح دادیم///و شب و روز را دو نشانه قرار دادیم. نشانه شب را تیره‌گون و نشانه روز را روشنى‌بخش گردانیدیم تا [در آن،] فضلى از پروردگارتان بجویید، و تا شماره سالها و حساب [عمرها و رویدادها] را بدانید و هر چیزى را به روشنى باز نمودیم.///و ما شب و روز را دو نشانه قرار دادیم، پس [ماه،] نشانه‌ى شب را زدودیم و [خورشید،] نشانه‌ى روز را روشنگر ساختیم تا فضل و روزى از پروردگارتان بجویید، و تا شمار سال‌ها و حساب را بدانید. و ما هر چیز را به روشنى بیان کردیم.///و ما شب و روز را دو آیت و نشانه‌ای (از قدرت خود) قرار دادیم آن‌گاه آیت شب (روشنی ماه) را زدودیم و آیت روز (خورشید) را تابان ساختیم تا شما در روز (روزی حلال) از فضل خدا طلب کنید و تا آنکه شمار سالها و حساب (اوقات) را عموما بدانید و ما (برای پند و صلاح بندگان) هر چیزی را مفصل بیان کردیم.///و شب و روز را دو پدیده قرار دادیم، و آنگاه پدیده شب را محو، و پدیده روز را روشن گرداندیم، تا از فضل پروردگارتان [روزی خویش را] بجویید، و شمار سالها و حساب [هر چیز] را بدانید، و هر چیز را به خوبی روشن ساخته‌ایم‌///ما شب و روز را دو نشانه توحید و عظمت خود قرار دادیم؛ سپس نشانه شب را محو کرده، و نشانه روز را روشنی‌بخش ساختیم تا (در پرتو آن،) فضل پروردگارتان را بطلبید (و به تلاش زندگی برخیزید)، و عدد سالها و حساب را بدانید؛ و هر چیزی را بطور مشخص و آشکار، بیان کردیم.///و گردانیدیم شب و روز را دو آیت پس برانداختیم آیت شب را و گردانیدیم آیت روز را روشن تا بجوئید فضلی را از پروردگار خویش و تا بدانید شمار سالها و حساب را و هرچیز را تفصیل دادیم تفصیلی‌///و شب و روز را دو نشانه قرار دادیم؛ پس نشانه‌ی شب را محو کردیم و نشانه‌ی روز را بینا کننده قراردادیم، تا (در آن) فضلی از پروردگارتان بجویید. و تا شماره‌ی سال‌ها و حساب (عمر و رویدادها) را بدانید. و هرچیزی (از احکام و غیره) را (به روشنی) توضیح دادیم (چه) توضیح دادنی. quran_en_fa Every man's fate We have fastened on his own neck: On the Day of Judgment We shall bring out for him a scroll, which he will see spread open. و عمل هر انسانی را برای همیشه ملازم او نموده‌ایم، و روز قیامت نوشته‌ای را [که کتاب عمل اوست] برای او بیرون می‌آوریم که آن را پیش رویش گشوده می‌بیند.///و عمل هر انسانی را برای همیشه ملازم او نموده‌ایم، و روز قیامت نوشته‌ای را [که کتاب عمل اوست] برای او بیرون می‌آوریم که آن را پیش رویش گشوده می‌بیند.///کردار نیک و بد هر انسانى را چون طوقى به گردنش آویخته‌ایم. و در روز قیامت براى او نامه‌اى گشاده بیرون آوریم تا در آن بنگرد.///و کارنامه هر انسانى را به گردنش آویخته‌ایم، و روز قیامت براى او نامه‌اى که آن را گشوده مى‌بیند بیرون مى‌آوریم///و کارنامه هر انسانى را به گردن او بسته‌ایم، و روز قیامت براى او نامه‌اى که آن را گشاده مى‌بیند بیرون مى‌آوریم.///و کارنامه‌ى هر انسانى را در گردنش بسته‌ایم. و روز قیامت براى او نوشته‌اى بیرون می‌آوریم که آن را در برابر خود گشوده مى‌بیند.///و ما مقدرات و نتیجه اعمال هر انسانی را طوق گردن او ساختیم (که ملازم و قرین همیشگی او باشد) و روز قیامت کتابی (که نامه اعمال اوست) بر او بیرون آریم در حالی که آن نامه چنان باز باشد که همه اوراق آن را یک مرتبه ملاحظه کند.///و سرنوشت هر انسانی را به گردن خود او پیوسته‌ایم، و روز قیامت کارنامه‌ای برای او بیرون می‌آوریم که آن را باز گشوده می‌یابد///و هر انسانی، اعمالش را بر گردنش آویخته‌ایم؛ و روز قیامت، کتابی برای او بیرون می‌آوریم که آن را در برابر خود، گشوده می‌بیند! (این همان نامه اعمال اوست!)///و هر انسانی را افکندیم نامه او را به گردنش و برون آریم برایش روز قیامت نامه‌ای که بیابدش گشوده‌///و (برای) هر انسانی پرنده‌اش [صدا و سیمای عملش را که گویی پروازگر و رفتی است] در گردنش [: عمق جانش] ضبط و ثبت کردیم و روز رستاخیز برای او برون می‌آوریم (همان) - کارنامه‌ای را که باز شده - دریافتش می‌کند. quran_en_fa (It will be said to him:) "Read thine (own) record: Sufficient is thy soul this day to make out an account against thee." [به او می‌گویند:] کتاب خود را بخوان، کافی است که امروز خودت بر خود حسابگر باشی.///[به او می‌گویند:] کتاب خود را بخوان، کافی است که امروز خودت بر خود حسابگر باشی.///بخوان نامه‌ات را. امروز تو خود براى حساب کشیدن از خود بسنده‌اى.///[گفته شود] نامه‌ات را بخوان. کافى است که امروز خود حسابرس خویش باشى/// «نامه‌ات را بخوان؛ کافى است که امروز خودت حسابرس خود باشى.»///«کتابت را بخوان! کافى است که امروز، خود حسابگر خویش باشى.»///تو خود کتاب اعمالت را بخوان (و بنگر تا در دنیا چه کرده‌ای) که تو خود تنها برای رسیدگی به حساب خویش کافی هستی.///[و گوییم‌] کارنامه‌ات را بخوان، که امروز حسابگری خود تو برای خودت کافی است‌///(و به او می‌گوییم:) کتابت را بخوان، کافی است که امروز، خود حسابگر خویش باشی!///بخوان نامه خویش را تو خود بس باشی امروز بر خویشتن حسابگر///(و به او می‌گوییم): «کارنامه‌ات را بخوان‌؛ ۲ کافی است (که) امروز خودت حسابگر (خود) باشی‌.» quran_en_fa Who receiveth guidance, receiveth it for his own benefit: who goeth astray doth so to his own loss: No bearer of burdens can bear the burden of another: nor would We visit with Our Wrath until We had sent an messenger (to give warning). هر کس هدایت یافت، فقط به سود خودش هدایت می‌یابد و هر کس گمراه شد، فقط به زیان خودش گمراه می‌شود. و هیچ بردارنده بار گناهی بار گناه دیگری را به دوش خود بر نمی‌دارد؛ و ما بدون اینکه پیامبری را [برای هدایت واتمام حجت به سوی مردم] بفرستیم، عذاب کننده [آنان] نبودیم.///هر کس هدایت یافت، فقط به سود خودش هدایت می‌یابد و هر کس گمراه شد، فقط به زیان خودش گمراه می‌شود. و هیچ بردارنده بار گناهی بار گناه دیگری را به دوش خود بر نمی‌دارد؛ و ما بدون اینکه پیامبری را [برای هدایت واتمام حجت به سوی مردم] بفرستیم، عذاب کننده [آنان] نبودیم.///هر که هدایت شود به سود خود هدایت شده و هر که گمراه گردد به زیان خود گمراه شده است و هیچ کس بار دیگرى را بر ندارد و ما هیچ قومى را عذاب نمى‌کنیم تا آنگاه که پیامبرى بفرستیم.///هر که به راه آید، تنها به سود خود به راه آمده، و هر که بیراهه رود تنها به ضرر خود بیراهه رفته است و هیچ حمل کننده‌اى بار گناه دیگرى را بر نمى‌دارد، و ما عذاب کننده نبوده‌ایم تا وقتى که رسولى بفرستیم///هر کس به راه آمده تنها به سود خود به راه آمده، و هر کس بیراهه رفته تنها به زیان خود بیراهه رفته است. و هیچ بردارنده‌اى بار گناه دیگرى را بر نمى‌دارد، و ما تا پیامبرى برنینگیزیم، به عذاب نمى‌پردازیم.///هر کس هدایت یافت، پس به سود خویش هدایت یافته است و هر کس گمراه شد، تنها به زیان خویش گمراه شده است و هیچ کس بار [گناه] دیگرى را به دوش نمى‌کشد. و ما تا پیامبرى برنیانگیزیم [و اتمام حجت نکنیم، کسى را] عذاب نمى‌کنیم.///هر کس راه هدایت یافت تنها به نفع و سعادت خود یافته، و هر که به گمراهی شتافت آن هم به زیان و شقاوت خود شتافته، و هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نگیرد، و ما تا رسول نفرستیم (و بر خلق اتمام حجت نکنیم) هرگز کسی را عذاب نخواهیم کرد.///هر کس که رهیاب شود، همانا به سود خویش رهیاب شده است، و هر کس بیراه رود، همانا به زیان خویش بیراه رفته است، و هیچ بردارنده‌ای بار گناه دیگری را برندارد، و ما عذابی در کار نمی‌آوریم مگر آنکه پیش از آن پیامبری برانگیخته باشیم‌///هر کس هدایت شود، برای خود هدایت یافته؛ و آن کس که گمراه گردد، به زیان خود گمراه شده است؛ و هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی‌کشد؛ و ما هرگز (قومی را) مجازات نخواهیم کرد، مگر آنکه پیامبری مبعوث کرده باشیم (تا وظایفشان را بیان کند.)///هر کس هدایت شود جز این نیست که هدایت شود برای خویشتن و هر کس گمراه شود جز این نیست که گمراه شود بر خویشتن و برندارد هیچ گنهباری بار گناه دیگری را و نیستیم ما عذاب‌کننده تا برانگیزیم پیمبری را///هر کس (به شایستگی) به راه آید، تنها به سود خود به راه آمده، و هر کس به بی‌راهه رود تنها بر زیان خود به بیراهه رفته. و هیچ بردارنده‌ی باری، بار (گناه) دگری را بر نمی‌دارد. و ما هرگز عذاب‌کننده نبوده‌ایم تا (آنگاه که) فرستاده‌ای (وحیانی) برانگیزانیم. quran_en_fa When We decide to destroy a population, We (first) send a definite order to those among them who are given the good things of this life and yet transgress; so that the word is proved true against them: then (it is) We destroy them utterly. هنگامی که بخواهیم شهر و دیاری را نابود کنیم، مرفهین و خوش گذران هایش را [به وسیله وحی به طاعت، بندگی و دوری از گناه] فرمان می‌دهیم، چون [سرپیچی کنند و] در آن شهر به فسق و فجور روی آورند، عذاب بر آنان لازم و حتم می‌شود، پس آنان را به شدت درهم می‌کوبیم [و بنیادشان را از ریشه بر کنیم.]///هنگامی که بخواهیم شهر و دیاری را نابود کنیم، مرفهین و خوش گذران هایش را [به وسیله وحی به طاعت، بندگی و دوری از گناه] فرمان می‌دهیم، چون [سرپیچی کنند و] در آن شهر به فسق و فجور روی آورند، عذاب بر آنان لازم و حتم می‌شود، پس آنان را به شدت درهم می‌کوبیم [و بنیادشان را از ریشه بر کنیم.]///چون بخواهیم قریه‌اى را هلاک کنیم، خداوندان نعمتش را بیفزاییم، تا در آنجا تبهکارى کنند، آنگاه عذاب بر آنها واجب گردد و آن را درهم فرو کوبیم.///و چون بخواهیم شهرى را هلاک کنیم خوشگذران‌هاى آن را وا مى‌داریم [و آزاد مى‌گذاریم‌] تا در آن فسق و فساد کنند پس عذاب الهى بر آن محقق مى‌گردد و آن را به طور کامل فرو مى‌کوبیم///و چون بخواهیم شهرى را هلاک کنیم، خوشگذرانانش را وا مى‌داریم تا در آن به انحراف [و فساد] بپردازند، و در نتیجه عذاب بر آن [شهر] لازم گردد، پس آن را [یکسره‌] زیر و زبر کنیم.///و هرگاه بخواهیم [مردم] منطقه‌اى را [به کیفر گناهشان] هلاک کنیم، به مرفهین و خوش­گذرانانشان فرمان [بندگى و دورى از گناه‌] مى‌دهیم، چون در آن، سرپیچى و عصیان مى‌کنند، مستحق عذاب و قهر الهى مى‌شوند، سپس آنجا را به سختى در هم مى‌کوبیم.///و ما چون اهل دیاری را بخواهیم به کیفر گناه هلاک سازیم پیشوایان و متنعمان آن شهر را امر کنیم (به طاعت، لیکن) آنها راه فسق (و تبهکاری و ظلم) در آن دیار پیش گیرند (و مردم هم به راه آنها روند) پس آنجا تنبیه و عقاب لزوم خواهد یافت، آن گاه همه را هلاک می‌سازیم.///و چون خواهیم شهری را نابود کنیم، نازپروردگان آن را فرمان [و میدان‌] دهیم، و سرانجام در آن نافرمانی کنند و سزاوار حکم [عذاب‌] شوند، آنگاه به کلی نابودشان کنیم‌///و هنگامی که بخواهیم شهر و دیاری را هلاک کنیم، نخست اوامر خود را برای «مترفین» (و ثروتمندان مست شهوت) آنجا، بیان می‌داریم، سپس هنگامی که به مخالفت برخاستند و استحقاق مجازات یافتند، آنها را به شدت درهم می‌کوبیم.///و هرگاه خواهیم نابود کنیم شهری را بفرمائیم کامرانان (هوسرانان) آن را تا نافرمانی کنند در آن پس فرود آید بر آن سخن پس نابود کنیمش نابودکردنی‌///و هنگامی که بخواهیم قریه‌ای [: مجتمعی انسانی] را هلاک کنیم، خودکامگان غرق شده در نعمت آن (قریه) را (به خیرات اجتماعی) امر می‌کنیم. پس در آن (قریه) سرپیچی می‌کنند؛ پس گفته [: وعده عذاب] بر آنان محقق می‌گردد؛ در نتیجه آن (قریه) را یکسره زیر و زبر کنیم (چه) زیر و زبر کردنی. quran_en_fa How many generations have We destroyed after Noah? and enough is thy Lord to note and see the sins of His servants. و بسیاری از ملت‌های پس از نوح را [بر پایه همین روش به سبب فسق و فجورشان] نابود کردیم، و [برای نابود کردن این گونه ملت‌ها] کافی است که پروردگارت به گناهان بندگانش آگاه و بینا باشد.///و بسیاری از ملت‌های پس از نوح را [بر پایه همین روش به سبب فسق و فجورشان] نابود کردیم، و [برای نابود کردن این گونه ملت‌ها] کافی است که پروردگارت به گناهان بندگانش آگاه و بینا باشد.///بعد از نوح چه بسیار مردمى را هلاک کرده‌ایم. و پروردگار تو آگاهى یافتن و دیدن گناهان بندگانش را کافى است.///و چه بسیار نسل‌هایى را پس از نوح هلاک نمودیم، و همین بس که پروردگار تو به گناهان بندگانش آگاه و بیناست///و چه بسیار نسلها را که ما پس از نوح به هلاکت رساندیم، و پروردگار تو به گناهان بندگانش بس آگاه و بیناست.///و چه بسیار مردمانى را که پس از نوح نابود کردیم. و همین کافى است که پروردگارت به گناهان بندگانش آگاه و بیناست.///و چه بسیاری از ملل و اقوامی را بعد از نوح هلاک کردیم و تنها خدای تو که بر گناهان بندگانش آگاه و با خبر است کفایت می‌کند (که به مصلحت هر که را خواهد عفو و هر که را خواهد عقاب کند).///و چه بسیار اقوام را که پس از نوح هلاک کردیم و بس است که پروردگارت به گناهان بندگانش آگاه و بیناست‌///چه بسیار مردمی که در قرون بعد از نوح، زندگی می‌کردند؛ (و طبق همین سنت،) آنها را هلاک کردیم! و کافی است که پروردگارت از گناهان بندگانش آگاه، و نسبت به آن بیناست.///و بسا هلاک کردیم از قرنها پس از نوح و بس است پروردگار تو به گناهان بندگان خود آگاهی بینا///و چه بسیار از نسل‌ها را (که) ما پس از نوح به هلاکت رساندیم. و (همین) کمال آگاهی و بینایی پروردگارت به گناهان پیامددار بندگانش کافی است. quran_en_fa If any do wish for the transitory things (of this life), We readily grant them - such things as We will, to such person as We will: in the end have We provided Hell for them: they will burn therein, disgraced and rejected. هر کس [همواره] دنیای زودگذر را بخواهد [چنین نیست که هر چه بخواهد بیابد بلکه] هر چه را ما برای هر که بخواهیم، به سرعت در همین دنیا به او عطا می‌کنیم، آن گاه دوزخ را در حالی که نکوهیده و رانده شده از رحمت خدا وارد آن می‌شود، برای او قرار می‌دهیم.///هر کس [همواره] دنیای زودگذر را بخواهد [چنین نیست که هر چه بخواهد بیابد بلکه] هر چه را ما برای هر که بخواهیم، به سرعت در همین دنیا به او عطا می‌کنیم، آن گاه دوزخ را در حالی که نکوهیده و رانده شده از رحمت خدا وارد آن می‌شود، برای او قرار می‌دهیم.///هر کس که خواهان این جهان باشد هر چه بخواهیم زودش ارزانى داریم، آنگاه جهنم را جایگاه او سازیم تا نکوهیده و مردود بدان درافتد.///هر کس خواهان دنیاى زود گذر است، به زودى هر که را خواهیم نصیبى از آن مى‌دهیم، سپس جهنم را برایش مقرر مى‌کنیم تا نکوهیده و مطرود در آن وارد شود///هر کس خواهان [دنیاى‌] زودگذر است، به زودى هر که را خواهیم [نصیبى‌] از آن مى‌دهیم، آنگاه جهنم را که در آن خوار و رانده داخل خواهد شد، براى او مقرر مى‌داریم.///هر کس پیوسته زندگى دنیاى زودگذر را بخواهد، به مقدارى که بخواهیم و براى هر کس اراده کنیم، در این دنیا به شتاب فراهم مى‌کنیم، سپس جهنم را برایش قرار مى‌دهیم که شرمنده و رانده، وارد آن خواهد شد.///هر کس متاع عاجل و زودگذر دنیا را طالب است متاع دنیا را به او می‌دهیم (لیکن باز) به هر که خواهیم و هر چه مشیت ازلی ما باشد، سپس (در عالم آخرت به کیفر کردارش) دوزخ را نصیب او کنیم که با نکوهش و مردودی به جهنم درآید.///هر کس بهره زودیاب [دنیوی‌] بخواهد، برای هر کس که بخواهیم و هر چه بخواهیم، در آن پیش اندازیم، سپس جهنم را برای او مقرر می‌داریم که نکوهیده و مطرود به آن در آید///آن کس که (تنها) زندگی زودگذر (دنیا) را می‌طلبد، آن مقدار از آن را که بخواهیم -و به هر کس اراده کنیم- می‌دهیم؛ سپس دوزخ را برای او قرار خواهیم داد، که در آتش سوزانش می‌سوزد در حالی که نکوهیده و رانده (درگاه خدا) است.///آنکو زندگانی شتابان را خواهد بشتابیم برایش در آن آنچه را خواهیم برای هر که خواهیم سپس گذاریم برایش دوزخ را بچشدش نکوهیده رانده‌///هر کس خواهان (دنیای) زودگذر بوده است ما (نیز) با شتاب - برای کسی که اراده کنیم، آنچه از آن را بخواهیم - به او می‌دهیم، سپس جهنم را برایش قرار دهیم (که) آن را می‌افروزد، در حالی‌که سرزنش‌شده‌ی رانده‌شده است. quran_en_fa Those who do wish for the (things of) the Hereafter, and strive therefor with all due striving, and have Faith,- they are the ones whose striving is acceptable (to Allah). و کسانی که آخرت را در حالی که مؤمن هستند بخواهند و با تلاشی کامل [و خالصانه] برای [به دست آوردن] آن تلاش کنند، پس تلاششان به نیکی مقبول افتد [و به آن پاداششان دهند.]///و کسانی که آخرت را در حالی که مؤمن هستند بخواهند و با تلاشی کامل [و خالصانه] برای [به دست آوردن] آن تلاش کنند، پس تلاششان به نیکی مقبول افتد [و به آن پاداششان دهند.]///و هر که خواهان آخرت باشد و در طلب آن سعى کند و مؤمن باشد، جزاى سعیش داده خواهد شد.///و هر کس آخرت خواهد و با سعى لازم براى آن بکوشد- در حالى که مؤمن باشد- آنانند که از سعیشان قدردانى خواهد شد///و هر کس خواهان آخرت است و نهایت کوشش را براى آن بکند و مؤمن باشد، آنانند که تلاش آنها مورد حق‌شناسى واقع خواهد شد.///و هر کس خواهان آخرت باشد و براى آن تلاش شایسته و در خور کند، و مؤمن باشد، تلاش آنان سپاس گزارده مى‌شود.///و هر که طالب حیات آخرت باشد و برای آن به قدر لزوم و طاقت بکوشد البته به شرط ایمان (به خدا) سعی چنین کسانی مقبول و مأجور خواهد بود.///و هر کس آخرت را بخواهد و چنانکه باید در راه آن بکوشد و مؤمن باشد، اینانند که سعیشان مشکور است‌///و آن کس که سرای آخرت را بطلبد، و برای آن سعی و کوشش کند -در حالی که ایمان داشته باشد- سعی و تلاش او، (از سوی خدا) پاداش داده خواهد شد.///و آنکو خواهد آخرت را و بکوشد برای آن کوشش آن را حالی که او است مؤمن پس آنان بوده است کوشش ایشان سپاس‌گزارده‌///و هر کس خواهان آخرت است و (با) کوششی شایسته‌ی آن، در حال ایمان برای آن بکوشد؛ پس اینان کوشیدنشان سپاسگزاری شده است. quran_en_fa Of the bounties of thy Lord We bestow freely on all- These as well as those: The bounties of thy Lord are not closed (to anyone). هر یک از دو گروه دنیا طلب و آخرت خواه را [در این دنیا] از عطای پروردگارت یاری دهیم، وعطای پروردگارت [در این دنیا از کسی] ممنوع شدنی نیست.///هر یک از دو گروه دنیا طلب و آخرت خواه را [در این دنیا] از عطای پروردگارت یاری دهیم، وعطای پروردگارت [در این دنیا از کسی] ممنوع شدنی نیست.///همه را، چه آن گروه را و چه این گروه را، از عطاى پروردگارت پى در پى خواهیم داد، زیرا عطاى پروردگارت را از کسى باز ندارند.///همه را، این گروه و آن گروه را از عطاى پروردگارت مدد مى‌بخشیم، و عطاى پروردگار تو از کسى منع نشده است///هر دو [دسته:] اینان و آنان را از عطاى پروردگارت مدد مى‌بخشیم، و عطاى پروردگارت [از کسى‌] منع نشده است.///ما از عطاى پروردگارت، هر یک از دو گروه دنیاطلب و آخرت‌خواه را [در این دنیا] کمک مى‌کنیم. و عطاى پروردگارت [در این دنیا از کسى‌] منع نمى‌شود.///و ما به هر دو فرقه (از دنیا طلبان و آخرت طلبان) به لطف پروردگارت مدد خواهیم داد، که لطف و عطای پروردگار تو از هیچ‌کس دریغ نخواهد شد.///هر یک از آنان و اینان را از عطای پروردگارت بهره می‌رسانیم و عطای پروردگارت ممنوع نیست‌///هر یک از این دو گروه را از عطای پروردگارت، بهره و کمک می‌دهیم؛ و عطای پروردگارت هرگز (از کسی) منع نشده است.///هر یک را کمک دهیم اینان و آنان را از بخشش پروردگار تو و نیست بخشش پروردگار تو بازداشته‌///اینان و آنان همگی را از بخشش پروردگارت یاری می‌کنیم. و عطای پروردگارت هرگز (برای کسی) ممنوع نبوده است quran_en_fa See how We have bestowed more on some than on others; but verily the Hereafter is more in rank and gradation and more in excellence. با تأمل بنگر چگونه برخی از آنان را بر برخی [در امور مادی و بهره‌های دنیایی] فزونی بخشیدیم، و همانا آخرت از نظر درجات برتر، و از جهت فزونی بیشتر است.///با تأمل بنگر چگونه برخی از آنان را بر برخی [در امور مادی و بهره‌های دنیایی] فزونی بخشیدیم، و همانا آخرت از نظر درجات برتر، و از جهت فزونی بیشتر است.///بنگر که چگونه بعضیشان را بر بعضى دیگر برترى نهاده‌ایم و در آخرت درجات و برتریها، برتر و بالاتر است.///بنگر که چگونه بعضى‌شان را بر بعضى دیگر برترى دادیم، و البته آخرت به لحاظ درجات، عظیم‌تر و از نظر برترى، بزرگ‌تر است///ببین چگونه بعضى از آنان را بر بعضى دیگر برترى داده‌ایم، و قطعا درجات آخرت و برترى آن بزرگتر و بیشتر است.///بنگر که چگونه بعضى از آنان را بر بعضی دیگر برترى دادیم. و قطعا درجات آخرت، بزرگ‌تر و ارزشمندتر است.///بنگر تا ما چگونه (در دنیا) بعضی مردم را بر بعضی فضیلت و برتری بخشیدیم (تا بدانی که) البته مراتب آخرت بسیار بیش از درجات دنیاست و برتری خلایق بر یکدیگر به مراتب افزون از حد تصور است.///بنگر که چگونه بعضی از آنان را بر بعضی دیگر برتری می‌دهیم، و درجات آخرت بزرگتر و برتر است‌///ببین چگونه بعضی را (در دنیا بخاطر تلاششان) بر بعضی دیگر برتری بخشیده‌ایم؛ درجات آخرت و برتریهایش، از این هم بیشتر است!///بنگر چگونه برتری دادیم برخی از ایشان را بر برخی و همانا آخرت بزرگتر است در پایه‌ها و بزرگتر است در برتری‌دادن‌///بنگر چگونه (با عدل و فضل خود) بعضی از آنان را بر بعضی دیگر (در دنیا) (بسی) برتری دادیم، و بی‌گمان (در) آخرت درجاتی بزرگتر (از درجات دنیوی) و برتری دادنی بزرگتر (از برتری دادنهای دنیوی) است. quran_en_fa Take not with Allah another object of worship; or thou (O man!) wilt sit in disgrace and destitution. با خدا معبودی دیگر قرار مده که [نزد شایستگان] نکوهیده و [در دنیا و آخرت] بی یار و یاور شوی.///با خدا معبودی دیگر قرار مده که [نزد شایستگان] نکوهیده و [در دنیا و آخرت] بی یار و یاور شوی.///با خداى یکتا، خداى دیگرى به خدایى مگیر، که نکوهیده و خوار خواهى ماند.///با خدا معبود دیگرى قرار مده که نکوهیده و وانهاده فرو نشینى///معبود دیگرى با خدا قرار مده تا نکوهیده و وامانده بنشینى.///با خداوند، معبود دیگرى قرار مده که نکوهیده و سرافکنده خواهى نشست.///هرگز با خدای یکتا شرک و شریک میاور و گر نه به نکوهش و خذلان ابدی خواهی نشست.///در جنب خداوند، خدایی دیگر قائل مشو، که نکوهیده و بی‌یار و یاور بنشینی‌///هرگز معبود دیگری را با خدا قرار مده، که نکوهیده و بی‌یار و یاور خواهی نشست!///و قرار مده با خدا خدائی دیگر را که بنشینی نکوهیده خوارشده‌///با خدا معبود دیگری (را شریک) قرار مده. پس (اگر چنان کنی) در حالی که نکوهیده و خوار شده‌ای، زمین‌گیر می‌شوی. quran_en_fa Thy Lord hath decreed that ye worship none but Him, and that ye be kind to parents. Whether one or both of them attain old age in thy life, say not to them a word of contempt, nor repel them, but address them in terms of honour. و پروردگارت فرمان قاطع داده است که جز او را نپرستید، و به پدر و مادر نیکی کنید؛ هرگاه یکی از آنان یا دو نفرشان در کنارت به پیری رسند [چنانچه تو را به ستوه آورند] به آنان اف مگوی و بر آنان [بانگ مزن و] پرخاش مکن، و به آنان سخنی نرم و شایسته [و بزرگوارانه] بگو.///و پروردگارت فرمان قاطع داده است که جز او را نپرستید، و به پدر و مادر نیکی کنید؛ هرگاه یکی از آنان یا دو نفرشان در کنارت به پیری رسند [چنانچه تو را به ستوه آورند] به آنان اف مگوی و بر آنان [بانگ مزن و] پرخاش مکن، و به آنان سخنی نرم و شایسته [و بزرگوارانه] بگو.///پروردگارت مقرر داشت که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکى کنید. هرگاه تا تو زنده هستى هر دو یا یکى از آن دو سالخورده شوند، آنان را میازار و به درشتى خطاب مکن و با آنان به اکرام سخن بگوى.///و پروردگار تو مقرر داشته که جز او را نپرستید و با پدر و مادر احسان کنید. اگر یکى از آن دو یا هر دو در کنار تو به پیرى رسند، به آنها اف مگو! و آنها را به خشونت مران و با آنها کریمانه سخن بگوى///و پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر [خود] احسان کنید. اگر یکى از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها [حتى‌] «اوف» مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى.///پروردگارت مقرر داشت که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکى کنید. اگر یکى از آن دو یا هر دو نزد تو به پیرى رسیدند، [در مقابل آنها اظهار ناراحتى مکن، حتى] به آنان «اف» مگو و آنان را از خود مران. و با آنان سنجیده و بزرگوارانه سخن بگو.///و خدای تو حکم فرموده که جز او را نپرستید و درباره پدر و مادر نیکویی کنید و چنانکه یکی از آنها یا هر دو در نزد تو پیر و سالخورده شوند (که موجب رنج و زحمت تو باشند) زنهار کلمه‌ای که رنجیده خاطر شوند مگو و بر آنها بانگ مزن و آنها را از خود مران و با ایشان به اکرام و احترام سخن‌گو.///و پروردگارت امر کرده است که جز او را مپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید، و اگر یکی از آنها، یا هر دو آنها در نزد تو به سن پیری برسند، به آنان حتی اف مگو، و آنان را مران و با ایشان به نرمی [و احترام‌] سخن بگو///و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستید! و به پدر و مادر نیکی کنید! هرگاه یکی از آن دو، یا هر دوی آنها، نزد تو به سن پیری رسند، کمترین اهانتی به آنها روا مدار! و بر آنها فریاد مزن! و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو!///و حکم کرد پروردگار تو که پرستش نکنید جز او را و به پدر و مادر نیکی کنید اگر برسند نزدت پیری را یکی از آنان یا هر دو پس نگو به ایشان اف و نهیب نزن بر ایشان و بگو بدیشان گفتاری گرامی‌///و پروردگارت مقرر کرد که جز او را مپرستید. و به پدر و مادر (تان) احسان کنید. همانا اگر یکی از آن دو یا هر دو، نزد تو به سالخوردگی رسیدند، به آنها (حتی) اف [: لفظی کراهت‌بار] مگو و بر سرشان بانگ مزن و بدیشان سخنی بس با کرامت بگوی. quran_en_fa And, out of kindness, lower to them the wing of humility, and say: "My Lord! bestow on them thy Mercy even as they cherished me in childhood." و برای هر دو از روی مهر و محبت، بال فروتنی فرود آر و بگو: پروردگارا! آنان را به پاس آنکه مرا در کودکی تربیت کردند، مورد رحمت قرار ده.///و برای هر دو از روی مهر و محبت، بال فروتنی فرود آر و بگو: پروردگارا! آنان را به پاس آنکه مرا در کودکی تربیت کردند، مورد رحمت قرار ده.///در برابرشان از روى مهربانى سر تواضع فرود آور و بگو: اى پروردگار من، همچنان که مرا در خردى پرورش دادند، بر آنها رحمت آور.///و از سر مهربانى بال فروتنى بر آنان بگستر و بگو: پروردگارا! آنها را رحمت آور، چنان که مرا در کودکى پرورش دادند///و از سر مهربانى، بال فروتنى بر آنان بگستر و بگو: «پروردگارا، آن دو را رحمت کن چنانکه مرا در خردى پروردند.»///و از روى مهربانى و لطف، بال فروتنی خویش را براى آنان فرود آور و بگو: «پروردگارا! بر آن دو رحمت آور، همان‌گونه که مرا در کودکى تربیت کردند.»///و همیشه پر و بال تواضع و تکریم را با کمال مهربانی نزدشان بگستران و بگو: پروردگارا، چنانکه پدر و مادر، مرا از کودکی (به مهربانی) بپروردند تو در حق آنها رحمت و مهربانی فرما.///و بر آنان بال فروتنی مهرآمیز بگستر و بگو پروردگارا بر آنان رحمت‌آور، همچنانکه [بر من رحمت آوردند و] مرا در کودکی پرورش دادند///و بالهای تواضع خویش را از محبت و لطف، در برابر آنان فرود آر! و بگو: «پروردگارا! همان‌گونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده!»///و فروخوابان برای آنان بال فروتنی را از مهر و بگو پروردگارا رحم کن بر آنان چنانکه مرا پروریدند در کودکی‌///و از سر رحمت، بال فروتنی بر (سر و سامان) شان بگستران و بگو: «پروردگارم! بر آن دو رحم کن، چنان‌که مرا در خردی پروردند.» quran_en_fa Your Lord knoweth best what is in your hearts: If ye do deeds of righteousness, verily He is Most Forgiving to those who turn to Him again and again (in true penitence). پروردگارتان به نیت‌ها و حالاتی که [نسبت به پدر و مادرتان] در دل‌های شماست [از خود شما] آگاه‌تر است، اگر مردم شایسته‌ای باشید [ولی نیت شما درباره پدر و مادر ناپسند باشد، یا حقی از آنان ضایع کنید، اما پشیمان شوید و به خدا بازگردید، شایسته است]؛ زیرا او نسبت به بازگشت کنندگان بسیار آمرزنده است.///پروردگارتان به نیت‌ها و حالاتی که [نسبت به پدر و مادرتان] در دل‌های شماست [از خود شما] آگاه‌تر است، اگر مردم شایسته‌ای باشید [ولی نیت شما درباره پدر و مادر ناپسند باشد، یا حقی از آنان ضایع کنید، اما پشیمان شوید و به خدا بازگردید، شایسته است]؛ زیرا او نسبت به بازگشت کنندگان بسیار آمرزنده است.///پروردگارتان از هر کس دیگر به آنچه در دلهایتان مى‌گذرد داناتر است؛ و اگر از صالحان باشید او توبه‌کنندگان را مى‌آمرزد.///پروردگارتان بهتر مى‌داند که در ضمیر شما چیست. اگر اهل صلاح باشید، قطعا او آمرزنده‌ى توبه کاران است///پروردگار شما به آنچه در دلهاى خود دارید آگاه‌تر است. اگر شایسته باشید، قطعا او آمرزنده توبه‌کنندگان است.///پروردگارتان به آنچه در درون شماست، آگاه‌تر [از خودتان] است. اگر صالح باشید، قطعا او آمرزنده‌ی توبه‌کنندگان است.///خدایتان به آنچه در دلهای شماست داناتر است، اگر همانا در دل اندیشه صلاح دارید خدا هر که را با نیت پاک به درگاه او تضرع و توبه کند البته خواهد بخشید.///پروردگارتان به آنچه در دلهایتان هست آگاه‌تر است، و اگر نیکوکار باشید، بدانید که او در حق توبه‌کاران آمرزگار است‌///پروردگار شما از درون دلهایتان آگاهتر است؛ (اگر لغزشی در این زمینه داشتید) هر گاه صالح باشید (و جبران کنید) او بازگشت‌کنندگان را می‌بخشد.///پروردگار شما داناتر است بدانچه در دلهای شما است اگر باشید شایستگان همانا او است برای بازگشت‌کنندگان آمرزنده‌///اگر (از) شایستگان باشید، پروردگارتان به آنچه در خودتان هست آگاه‌تر است. که او بی‌گمان برای زیاد رجوع‌کنندگان پیاپی (به سویش) پوششگر بوده است. quran_en_fa And render to the kindred their due rights, as (also) to those in want, and to the wayfarer: But squander not (your wealth) in the manner of a spendthrift. و حق خویشاوندان و حق تهیدست و از راه مانده را بپرداز، و هیچ گونه اسراف و ولخرجی مکن.///و حق خویشاوندان و حق تهیدست و از راه مانده را بپرداز، و هیچ گونه اسراف و ولخرجی مکن.///حق خویشاوند و مسکین و در راه‌مانده را ادا کن و هیچ اسرافکارى مکن.///و حق خویشاوند و تنگدست و به راه مانده را بده و ولخرجى و اسراف مکن///و حق خویشاوند را به او بده و مستمند و در راه‌مانده را [دستگیرى کن‌] و ولخرجى و اسراف مکن.///حق خویشاوند و بیچاره و در راه مانده را ادا کن. و هیچ‌گونه ولخرجی و اسرافى مکن.///و (ای رسول ما) تو خود حقوق خویشاوندان و ارحام خود را ادا کن و نیز فقیران و رهگذران بیچاره را به حق خودشان برسان و هرگز (در کارها) اسراف روا مدار.///و به خویشاوند حقش را ببخش، و نیز به بینوا و در راه مانده، و هیچ‌گونه تبذیری پیشه مکن‌///و حق نزدیکان را بپرداز، و (همچنین حق) مستمند و وامانده در راه را! و هرگز اسراف و تبذیر مکن،///و بده به خویشاوند حقش را و بینوا و درمانده راه و تبذیر مکن تبذیری (بیهوده و فزون از اندازه دادن)///و حق نزدیکترین خویشاوند را به او بده و (نیز حق) مستمند و و‌امانده در راه (حلال از تأمین معاش) را، و تبذیر مکن تبذیری (که مال - یا حالت - را پایمال کنی). quran_en_fa Verily spendthrifts are brothers of the Evil Ones; and the Evil One is to his Lord (himself) ungrateful. بی تردید اسراف کنندگان و ولخرجان، برادران شیاطین اند، و شیطان همواره نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس است.///بی تردید اسراف کنندگان و ولخرجان، برادران شیاطین اند، و شیطان همواره نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس است.///اسرافکاران با شیاطین برادرند و شیطان نسبت به پروردگارش ناسپاس بود.///چرا که اسرافکاران برادران شیاطینند، و شیطان در برابر خداى خویش کفر پیشه است///چرا که اسرافکاران برادران شیطانهایند، و شیطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است.///بی‌تردید اسراف‌کاران برادران شیطان‌هایند. و شیطان نسبت به پروردگارش همواره ناسپاس است.///که مبذران و مسرفان برادران شیطانهایند، و شیطان است که سخت کفران (نعمت) پروردگار خود کرد.///چرا که اهل تبذیر قرین شیاطین هستند، و شیطان نسبت به پروردگارش ناسپاس است‌///چرا که تبذیرکنندگان، برادران شیاطینند؛ و شیطان در برابر پروردگارش، بسیار ناسپاس بود!///که فزون‌دهندگانند برادران شیاطین و شیطان است پروردگار خویش را ناسپاس‌///بی‌گمان تبذیرکنندگان برادران شیاطین بوده‌اند و شیطان همواره نسبت به پروردگارش بسی کافر (و) ناسپاس بوده است. quran_en_fa And even if thou hast to turn away from them in pursuit of the Mercy from thy Lord which thou dost expect, yet speak to them a word of easy kindness. و اگر [به خاطر تهیدستی و فقر] باید از آنان [که به پرداخت حقشان سفارش شدی] روی بگردانی [و این روی گردانی] برای طلب رزقی است که از سوی پروردگارت رسیدن به آن را امید داری؛ پس با آنان [تا رسیدن رزق خدا] سخنی نرم و امیدوار کننده بگو.///و اگر [به خاطر تهیدستی و فقر] باید از آنان [که به پرداخت حقشان سفارش شدی] روی بگردانی [و این روی گردانی] برای طلب رزقی است که از سوی پروردگارت رسیدن به آن را امید داری؛ پس با آنان [تا رسیدن رزق خدا] سخنی نرم و امیدوار کننده بگو.///و اگر به انتظار گشایشى که از جانب پروردگارت امید مى‌دارى از آنها اعراض مى‌کنى، پس با آنها به نرمى سخن بگوى.///و اگر به امید رحمت [و وسعت رزق‌] از جانب پروردگارت، از [انفاق‌] به آنها روى مى‌گردانى، پس با ایشان سخنى نرم گوى///و اگر به امید رحمتى که از پروردگارت جویاى آنى، از ایشان روى مى‌گردانى، پس با آنان سخنى نرم بگوى.///و اگر [به خاطر تهی‌دستى] از آنان [که به پرداخت حقشان سفارش شدى، ‌] روى بگردانى، [و این روى‌گردانى‌] براى طلب رزقى است که از پروردگارت، رسیدن به آن را امید دارى، پس با آنان [تا رسیدن رزق خدا] سخنى نرم و امیدوار کننده بگو.///و چنانچه از ارحام و فقیران ذوی الحقوق مذکور چون فعلا نادار هستی ولی در آتیه به لطف خدا میدواری اکنون اعراض کرده و توجه به حقوقشان نتوانی کرد باز گفتار خوش به آنان بگو.///و اگر از ایشان، در طلب رحمتی از پروردگارت که در آن امید بسته‌ای، رویگردان شدی، با آنان به خوشی سخن بگو///و هرگاه از آنان [= مستمندان‌] روی برتابی، و انتظار رحمت پروردگارت را داشته باشی (تا گشایشی در کارت پدید آید و به آنها کمک کنی)، با گفتار نرم و آمیخته با لطف با آنها سخن بگو!///و اگر روی گردانی از ایشان در پی رحمتی از پروردگار خویش که امیدش داری پس بگو بدیشان گفتاری نرم و آرام‌///و اگر به امید رحمتی که از پروردگارت (برایشان) جویای آنی، از ایشان به‌ناچار روی بر می‌گردانی، پس با آنان سخنی نرم و روان بگوی. quran_en_fa Make not thy hand tied (like a niggard's) to thy neck, nor stretch it forth to its utmost reach, so that thou become blameworthy and destitute. و دستت را بخیلانه بسته مدار [که از انفاق در راه خدا باز مانی] و به طور کامل هم [در انفاق] دست و دل باز مباش [که چیزی برای معاش خودت باقی نماند] که در نهایت [نزد شایستگان] نکوهیده [و در زندگی خود] درمانده گردی.///و دستت را بخیلانه بسته مدار [که از انفاق در راه خدا باز مانی] و به طور کامل هم [در انفاق] دست و دل باز مباش [که چیزی برای معاش خودت باقی نماند] که در نهایت [نزد شایستگان] نکوهیده [و در زندگی خود] درمانده گردی.///نه دست خویش از روى خست به گردن ببند و نه به سخاوت یکباره بگشاى که در هر دو حال ملامت‌زده و حسرت‌خورده بنشینى.///نه دستت را [به خست‌] به گردن خویش ببند و نه [به سخاوت‌] یکباره بگشاى که ملامت زده و حسرت خورده بمانى///و دستت را به گردنت زنجیر مکن و بسیار [هم‌] گشاده‌دستى منما تا ملامت‌شده و حسرت‌زده بر جاى مانى.///و نه دست خود را به گردنت بسته بدار [که هیچ انفاقى نکنى]، و نه آن را کاملا باز بگذار که [چیزى براى خودت نماند و] سرزنش شده و حسرت خورده [به کنجى] بنشینى.///و نه هرگز دست خود (در احسان به خلق) محکم به گردنت بسته‌دار، و نه بسیار باز و گشاده‌دار، که (هر کدام کنی) به نکوهش و درماندگی خواهی نشست.///و دستت را [از شدت بخل‌] بر گردنت مبند، و نیز بسیار گشاده‌اش مدار که ملامت زده و حسرت زده بنشینی‌///هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن، (و ترک انفاق و بخشش منما) و بیش از حد (نیز) دست خود را مگشای، تا مورد سرزنش قرار گیری و از کار فرومانی!///و نگردان دستت را بسته به گردنت و بازش نکن تمام باز تا بنشینی نکوهیده اندوهگین‌///و دستت را به گردنت زنجیروار منه و به تمامی گشادگی (هم) گشاده دستی مکن. که در نتیجه ملامت‌شده و حسرت‌زده بر جای بمانی. quran_en_fa Verily thy Lord doth provide sustenance in abundance for whom He pleaseth, and He provideth in a just measure. For He doth know and regard all His servants. یقینا پروردگارت رزق را برای هر که بخواهد وسعت می‌دهد، و [برای هر که بخواهد] تنگ می‌گیرد؛ زیرا او به [مصلحت] بندگانش آگاه و بیناست.///یقینا پروردگارت رزق را برای هر که بخواهد وسعت می‌دهد، و [برای هر که بخواهد] تنگ می‌گیرد؛ زیرا او به [مصلحت] بندگانش آگاه و بیناست.///پروردگار تو در رزق هر کس که بخواهد گشایش مى‌دهد، یا تنگ مى‌گیرد، زیرا او به بندگانش آگاه و بیناست.///بى‌تردید، خداى تو روزى را براى هر که خواهد گشایش دهد یا تنگ گیرد همانا او به بندگان خویش آگاه و بیناست///بى‌گمان، پروردگار تو براى هر که بخواهد، روزى را گشاده یا تنگ مى‌گرداند. در حقیقت، او به [حال‌] بندگانش آگاه بیناست.///پروردگارت براى هر کس بخواهد، روزى را گشاده یا تنگ مى‌سازد، همانا او نسبت به بندگانش آگاه و بیناست.///همانا خدای تو هر که را خواهد روزی وسیع دهد و هر که را خواهد تنگ روزی گرداند، که او به (صلاح کار) بندگان خود کاملا آگاه و بصیر است.///بی‌گمان پروردگارت [درهای‌] روزی را بر هر کس که بخواهد می‌گشاید و فرو می‌بندد، چرا که او به بندگانش آگاه و داناست‌///به یقین، پروردگارت روزی را برای هر کس بخواهد، گشاده یا تنگ می‌دارد؛ او نسبت به بندگانش، آگاه و بیناست.///همانا پروردگار تو فراخ گرداند روزی را برای هر که خواهد و تنگ گرداند همانا او است به بندگان خویش آگاهی بینا///به‌راستی، پروردگارت برای هر که بخواهد، روزی را فراخ و تنگ می‌گرداند. بی‌گمان او به (حال) بندگانش بسی آگاه و بینا بوده است. quran_en_fa Kill not your children for fear of want: We shall provide sustenance for them as well as for you. Verily the killing of them is a great sin. فرزندانتان را از بیم تنگدستی نکشید؛ ما به آنان و شما روزی می‌دهیم، یقینا کشتن آنان گناهی بزرگ است.///فرزندانتان را از بیم تنگدستی نکشید؛ ما به آنان و شما روزی می‌دهیم، یقینا کشتن آنان گناهی بزرگ است.///فرزندان خود را از بیم درویشى مکشید. ما، هم شما را روزى مى‌دهیم و هم ایشان را. کشتنشان خطاى بزرگى است.///و فرزندانتان را از بیم تنگدستى نکشید، ما آنها و شما را روزى مى‌دهیم. قطعا کشتن آنها خطایى بزرگ است///و از بیم تنگدستى فرزندان خود را مکشید. ماییم که به آنها و شما روزى مى‌بخشیم. آرى، کشتن آنان همواره خطایى بزرگ است.///فرزندان خود را از بیم تنگدستى نکشید! ما هستیم که آنان و شما را روزى مى‌دهیم. یقینا کشتن آنان گناهى است بزرگ!///هرگز فرزندان خود را از ترس فقر به قتل مرسانید (زنده به گور مکنید) که ما رازق آنها و شما هستیم، زیرا این قتل فرزندان بسیار گناه بزرگی است.///و فرزندانتان را از ترس فقر مکشید، ماییم که هم ایشان و هم شما را روزی می‌دهیم، به راستی که کشتن آنان گناهی بزرگ است‌///و فرزندانتان را از ترس فقر، نکشید! ما آنها و شما را روزی می‌دهیم؛ مسلما کشتن آنها گناه بزرگی است!///و نکشید فرزندان خویش را از تنگدستی ما روزی دهیم ایشان را و شما را همانا کشتار آنان است لغزشی بزرگ‌///و از بیم تنگدستی، فرزندانتان را مکشید؛ ماییم که به آنها و شما روزی می‌دهیم. کشتن آنان همواره خطایی بزرگ بوده است. quran_en_fa Nor come nigh to adultery: for it is a shameful (deed) and an evil, opening the road (to other evils). و نزدیک زنا نشوید که کاری بسیار زشت و راهی بد است.///و نزدیک زنا نشوید که کاری بسیار زشت و راهی بد است.///و به زنا نزدیک مشوید. زنا، کارى زشت و شیوه‌اى ناپسند است.///و به زنا نزدیک مشوید به درستى که آن فحشا و راهى بد است///و به زنا نزدیک مشوید، چرا که آن همواره زشت و بد راهى است.///و به زنا نزدیک نشوید، که کاری زشت، و راهی بد است.///و هرگز به عمل زنا نزدیک نشوید، که کاری بسیار زشت و راهی بسیار ناپسند است.///و به زنا نزدیک مشوید که آن ناشایستی و بی‌روشی است‌///و نزدیک زنا نشوید، که کار بسیار زشت، و بد راهی است!///و نزدیک نشوید زنا را که بوده است آن فحشائی (ناشایستی) و چه زشت است آن راه‌///و به زنا نزدیک مشوید، (که) آن همواره (گناهی) تجاوزگر و راهی بد (در زندگی بشر) بوده است. quran_en_fa Nor take life - which Allah has made sacred - except for just cause. And if anyone is slain wrongfully, we have given his heir authority (to demand qisas or to forgive): but let him not exceed bounds in the matter of taking life; for he is helped (by the Law). و کسی را که خدا کشتنش را حرام کرده [و به جانش حرمت نهاده] جز به حق نکشید، و هر کس مظلوم [و به ناحق] کشته شود، برای وارثش تسلطی بر قاتل [جهت خونخواهی، دیه و عفو] قرار داده‌ایم، پس وارث مقتول نباید در کشتن زیاده روی کند؛ زیرا او [با قوانین صحیح و درستی چون دیه و قصاص] مورد حمایت قرار گرفته است.///و کسی را که خدا کشتنش را حرام کرده [و به جانش حرمت نهاده] جز به حق نکشید، و هر کس مظلوم [و به ناحق] کشته شود، برای وارثش تسلطی بر قاتل [جهت خونخواهی، دیه و عفو] قرار داده‌ایم، پس وارث مقتول نباید در کشتن زیاده روی کند؛ زیرا او [با قوانین صحیح و درستی چون دیه و قصاص] مورد حمایت قرار گرفته است.///کسى را که خدا کشتنش را حرام کرده است مکشید مگر به حق. و هر کس که به ستم کشته شود، به طلب‌کننده خون او قدرتى داده‌ایم. ولى در انتقام از حد نگذرد، که او پیروزمند است.///و کسى را که خداوند [کشتن وى را] حرام کرده نکشید جز به حق، و هر کس به ستم کشته شود، به ولى او تسلطى داده‌ایم، پس او نباید در [مکافات‌] قتل زیاده‌روى کند، همانا او حمایت شده است///و نفسى را که خداوند حرام کرده است جز به حق مکشید، و هر کس مظلوم کشته شود، به سرپرست وى قدرتى داده‌ایم، پس [او] نباید در قتل زیاده‌روى کند، زیرا او [از طرف شرع‌] یارى شده است.///و کسى را که خداوند، [کشتنش را] حرام کرده است، نکشید، مگر به حق. و هر کس مظلوم کشته شود، قطعا براى ولى او، تسلطى بر قاتل قرار داده‌ایم، پس نباید در کشتن [و قصاص] زیاده‌روى کند، چرا که او مورد حمایت [خداوند] قرار گرفته است.///و هرگز نفس محترمی که خدا قتلش را حرام کرده مکشید مگر آنکه به حکم حق مستحق قتل شود، و کسی که خونش به مظلومی و ناحق ریخته شود ما به ولی او حکومت و تسلط (بر قاتل) دادیم پس (در مقام انتقام) آن ولی در قتل و خونریزی اسراف نکند که او از جانب ما مؤید و منصور خواهد بود.///و هیچ کس را که خداوند کشتنش را حرام داشته، جز به حق مکشید، و هر کس مظلومانه کشته شود، به راستی که برای ولی و وارث او حق و حجتی مقرر داشته‌ایم، ولی او هم نباید در [قصاص‌] قتل زیاده‌روی کند، چرا که [مقتول و کسانش از سوی شرع‌] یاری شده است‌///و کسی را که خداوند خونش را حرام شمرده، نکشید، جز بحق! و آن کس که مظلوم کشته شده، برای ولیش سلطه (و حق قصاص) قرار دادیم؛ اما در قتل اسراف نکند، چرا که او مورد حمایت است!///و نکشید تنی را که حرام کرد (محترم داشت) خدا جز به حق و آنکه کشته شود به ستم همانا قرار دادیم برای خونخواه او فرمانروائی پس فزون نرود در کشتار همانا او است یاری‌شده‌///و کسی را که خدا محترم داشته جز به حق مکشید. و هر کس مظلومانه کشته شود، بی‌چون برای خونخواهش سلطه‌ای (بر جان قاتل) قرار داده‌ایم. پس (او) نباید در کشتن زیاده‌روی کند (که) همانا او (از طرف خدا) مؤید بوده است. quran_en_fa Come not nigh to the orphan's property except to improve it, until he attains the age of full strength; and fulfil (every) engagement, for (every) engagement will be enquired into (on the Day of Reckoning). و به مال یتیم تا زمانی که به سن بلوغ و رشدش برسد، جز به بهترین شیوه نزدیک نشوید؛ و به عهد و پیمان وفا کنید، زیرا [روز قیامت] درباره پیمان بازخواست خواهد شد.///و به مال یتیم تا زمانی که به سن بلوغ و رشدش برسد، جز به بهترین شیوه نزدیک نشوید؛ و به عهد و پیمان وفا کنید، زیرا [روز قیامت] درباره پیمان بازخواست خواهد شد.///جز به وجهى نیکوتر، به مال یتیم نزدیک مشوید تا آنگاه که به حد بلوغش برسد. و به عهد خویش وفا کنید که بازخواست خواهید شد.///و به مال یتیم نزدیک نشوید مگر به طریقى که بهتر است، تا آن‌گاه که به حد بلوغش برسد، و به پیمان وفا کنید که پیمان بازخواست شدنى است///و به مال یتیم -جز به بهترین وجه- نزدیک مشوید تا به رشد برسد، و به پیمان [خود] وفا کنید، زیرا که از پیمان پرسش خواهد شد.///و به مال یتیم، جز به بهترین راه [که به نفع او باشد،] نزدیک نشوید، تا آن که به حد بلوغ و رشدش برسد. [آن­گاه اموالش را به او برگردانید.] و به پیمان وفا کنید، که [در قیامت] از عهد و پیمان سؤال خواهد شد.///و هرگز به مال یتیم نزدیک نشوید مگر آنکه راه خیر و طریق بهتری (به نفع یتیم) منظور دارید، تا آنکه به حد بلوغ و رشد خود برسد، و همه به عهد خود باید وفا کنید که البته (در قیامت) از عهد و پیمان سؤال خواهد شد.///و به مال یتیم جز به شیوه‌ای که نیکوتر است، نزدیک مشوید، تا آنگاه که به کمال بلوغش برسد، و به پیمان وفا کنید، چرا که از پیمان پرسیده خواهد شد///و به مال یتیم، جز به بهترین راه نزدیک نشوید، تا به سر حد بلوغ رسد! و به عهد (خود) وفا کنید، که از عهد سؤال می‌شود!///و نزدیک نشوید مال یتیم را جز بدانچه آن است نکوتر تا برسد نیروی خویش را و وفا کنید به پیمان که پیمان است همانا پرسیده‌شده‌///و به مال یتیم - جز به بهترین وجه - نزدیک مشوید، تا به رشدهایش رسد. و به پیمان وفا کنید، که همواره پیمان مورد سؤال بوده است. quran_en_fa Give full measure when ye measure, and weigh with a balance that is straight: that is the most fitting and the most advantageous in the final determination. و هنگامی که [جنسی را] پیمانه می‌کنید، پیمانه را کامل بدهید، و [اجناس قابل وزن را] با ترازوی درست و صحیح وزن کنید، این برای شما بهتر و فرجامش نیکوتر است.///و هنگامی که [جنسی را] پیمانه می‌کنید، پیمانه را کامل بدهید، و [اجناس قابل وزن را] با ترازوی درست و صحیح وزن کنید، این برای شما بهتر و فرجامش نیکوتر است.///چون چیزى را پیمانه کنید، پیمانه را کامل گردانید و با ترازویى درست وزن کنید که این بهتر و سرانجامش نیکوتر است.///و چون پیمانه کنید پیمانه را تمام دهید و با ترازوى درست وزن کنید، که این بهتر و سر انجامش نیکوتر است///و چون پیمانه مى‌کنید، پیمانه را تمام دهید، و با ترازوى درست بسنجید که این بهتر و خوش فرجام‌تر است.///و چون با پیمانه داد و ستد کنید، پیمانه را تمام دهید و با ترازوى درست وزن کنید، که این بهتر و سرانجامش نیکوتر است.///و هر چه را به پیمانه (یا وزن) می‌سنجید تمام بپیمایید (و کم و گران نفروشید) و (همه چیز را) با ترازوی درست و عادلانه بسنجید، که این کاری بهتر و عاقبتش نیکوتر است.///و پیمانه را چون پیمان کنید، تمام و کمال دهید، و با ترازوی درست، وزن کنید که این بهتر و نیک انجام‌تر است‌///و هنگامی که پیمانه می‌کنید، حق پیمانه را ادا نمایید، و با ترازوی درست وزن کنید! این برای شما بهتر، و عاقبتش نیکوتر است.///و تمام دهید پیمانه را گاهی که بپیمائید و بسنجید با ترازوی درست و راست این بهتر است و نکوتر در سرانجام‌///و هنگامی‌که پیمانه کنید، پیمانه را کامل نمایید، و با ترازوی راست بسنجید (که) این (کار) بهتر و خوش‌فرجام‌تر است. quran_en_fa And pursue not that of which thou hast no knowledge; for every act of hearing, or of seeing or of (feeling in) the heart will be enquired into (on the Day of Reckoning). و از چیزی که به آن علم نداری [بلکه برگرفته از شنیده‌ها، ساده نگری‌ها، خیالات و اوهام است] پیروی مکن؛ زیرا گوش و چشم و دل [که ابزار علم و شناخت واقعی اند] مورد بازخواست اند.///و از چیزی که به آن علم نداری [بلکه برگرفته از شنیده‌ها، ساده نگری‌ها، خیالات و اوهام است] پیروی مکن؛ زیرا گوش و چشم و دل [که ابزار علم و شناخت واقعی اند] مورد بازخواست اند.///از پى آنچه ندانى که چیست مرو، زیرا گوش و چشم و دل، همه را، بدان بازخواست کنند.///و چیزى را که بدان علم ندارى پیروى مکن، همانا گوش و چشم و قلب، همه آنها مورد سؤال واقع خواهند شد///و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن، زیرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد.///و از آنچه به آن علم ندارى، پیروى مکن. چون گوش و چشم و دل، همه‌ى اینها مورد بازخواست قرار خواهد گرفت.///و (ای انسان) هرگز آنچه را که بدان علم و اطمینان نداری دنبال مکن که چشم و گوش و دل همه مسئولند.///و آنچه به آن علم نداری پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل هر یک در آن کار مسؤول است‌///از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند.///و پیروی نکن آنچه را نیستت بدان دانشی همانا گوش و دیده و دل هر کدام آنها است از آن پرسیده‌///و آنچه را که برایت بدان علمی نیست پیروی مکن، همانا گوش و چشم و قلب فروزان، همگی اینها مورد پرسش و بازخواست بوده‌اند. quran_en_fa Nor walk on the earth with insolence: for thou canst not rend the earth asunder, nor reach the mountains in height. و در زمین، با تکبر و سرمستی راه مرو که تو هرگز نمی‌توانی [با قدم هایت] زمین را بشکافی، و هرگز در بلندی قامت نمی‌توانی به کوه‌ها برسی.///و در زمین، با تکبر و سرمستی راه مرو که تو هرگز نمی‌توانی [با قدم هایت] زمین را بشکافی، و هرگز در بلندی قامت نمی‌توانی به کوه‌ها برسی.///به خودپسندى بر زمین راه مرو، که زمین را نخواهى شکافت و به بلندى کوه‌ها نخواهى رسید.///و در روى زمین به نخوت راه مرو، تو هرگز زمین را نخواهى شکافت و در بلندى به کوه‌ها نخواهى رسید///و در [روى‌] زمین به نخوت گام برمدار، چرا که هرگز زمین را نمى‌توانى شکافت، و در بلندى به کوهها نمى‌توانى رسید.///و در زمین با تکبر و سرمستى راه مرو. قطعا تو زمین را نخواهى شکافت و در بلندى به کوه‌ها نخواهى رسید.///و هرگز در زمین به کبر و ناز مرو و غرور و نخوت مفروش، که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.///و در زمین خرامان راه مرو، چرا که تو نه هرگز زمین را توانی شکافت و نه از بلندی هرگز سر به کوهها توانی رساند///و روی زمین، با تکبر راه مرو! تو نمی‌توانی زمین را بشکافی، و طول قامتت هرگز به کوه‌ها نمی‌رسد!///و راه مرو در زمین خرامان همانا تو نشکافی زمین را هرگز و نرسی کوه‌ها را به بلندی‌///و در (روی) زمین به شادکامی، نخوت‌بار گام برمدار، (زیرا) تو بی‌چون زمین را هرگز نتوانی شکافت، و هرگز در بلند بالایی به کوه‌ها نتوانی رسید. quran_en_fa Of all such things the evil is hateful in the sight of thy Lord. همه این دستورات و فرمان هایی که [در آیات گذشته بیان شد، سرپیچی از آنها] گناهش نزد پروردگارت ناپسند است.///همه این دستورات و فرمان هایی که [در آیات گذشته بیان شد، سرپیچی از آنها] گناهش نزد پروردگارت ناپسند است.///همه این کارها ناپسند است و پروردگار تو آنها را ناخوش دارد.///همه اینها گناهش نزد پروردگارت ناخوشایند است///همه این [کارها] بدش نزد پروردگار تو ناپسندیده است.///همه‌ى اینها، گناهش نزد پروردگارت ناپسند است.///که این قبیل کارها و اندیشه‌های بد گناهش نزد خدا ناپسند است.///همه اینها نابسامانیهایش نزد پروردگارت ناپسند است‌///همه اینها گناهش نزد پروردگار تو ناپسند است.///همه اینها است زشت آن نزد پروردگار تو ناپسند///همه‌ی این (کارها) بدش نزد پروردگارت بسی ناپسند بوده است. quran_en_fa These are among the (precepts of) wisdom, which thy Lord has revealed to thee. Take not, with Allah, another object of worship, lest thou shouldst be thrown into Hell, blameworthy and rejected. این [احکام و مطالب] از حکمت هایی است که پروردگارت به تو وحی کرده است، و با خدا معبودی دیگر قرار مده که نکوهیده و رانده [شده از رحمت] در دوزخ افکنده شوی.///این [احکام و مطالب] از حکمت هایی است که پروردگارت به تو وحی کرده است، و با خدا معبودی دیگر قرار مده که نکوهیده و رانده [شده از رحمت] در دوزخ افکنده شوی.///این حکمتى است که پروردگار تو به تو وحى کرده است. با خداى یکتا خداى دیگرى مپندار، که ملامت‌شده و مطرود به جهنمت اندازند.///اینها از جمله حکمت‌هایى است که پروردگارت به تو وحى کرده است، پس با خدا معبود دیگرى قرار مده که ملامت زده و مطرود در جهنم افکنده مى‌شوى///این [سفارشها] از حکمتهایى است که پروردگارت به تو وحى کرده است، و با خداى یگانه معبودى دیگر قرار مده، و گرنه حسرت‌زده و مطرود در جهنم افکنده خواهى شد.///این [دستورات] از حکمت‌هایى است که پروردگارت بر تو وحى کرده است. و با خدا معبودى دیگر قرار مده که سرزنش‌شده و رانده شده در دوزخ افکنده خواهى شد.///اینها پاره‌ای از حکمتهاست که پروردگارت به تو وحی کرد، و هرگز با خدای یکتا کسی را به خدایی مپرست و گر نه ملامت زده و مردود به دوزخ درخواهی افتاد.///این از آن حکمتهاست که از سوی پروردگارت بر تو وحی شده است، و در جنب خداوند، به خدایی دیگر قائل مشو، که سرانجام ملامت‌زده و مطرود به جهنم درخواهی افتاد///این (احکام)، از حکمتهایی است که پروردگارت به تو وحی فرستاده؛ و هرگز معبودی با خدا قرار مده، که در جهنم افکنده می‌شوی، در حالی که سرزنش شده، و رانده (درگاه خدا) خواهی بود!///این است از آنچه که وحی فرستاد بسوی تو پروردگار تو از حکمت و قرار نده با خدا خدائی دیگر را تا افکنده شوی در دوزخ نکوهیده رانده‌///این (ها) از آن حکمت‌هایی است که پروردگارت به سوی تو وحی کرد. و (تو هم) با خدا معبودی دیگر (را شریک) قرار مده، پس سرزنش‌شده و رانده‌شده در جهنم افکنده شوی. quran_en_fa Has then your Lord (O Pagans!) preferred for you sons, and taken for Himself daughters among the angels? Truly ye utter a most dreadful saying! [ای مشرکان!] آیا پروردگارتان [با ترجیح دادن شما بر خود] شما را به [دارا بودن] پسران، برگزیده و برای خود از فرشتگان، دخترانی برگرفته؟ یقینا [از روی دروغ و اتهام] سخنی بزرگ [و ناروا] می‌گویید.///[ای مشرکان!] آیا پروردگارتان [با ترجیح دادن شما بر خود] شما را به [دارا بودن] پسران، برگزیده و برای خود از فرشتگان، دخترانی برگرفته؟ یقینا [از روی دروغ و اتهام] سخنی بزرگ [و ناروا] می‌گویید.///آیا پروردگارتان براى شما پسران برگزید و خود فرشتگان را به دخترى اختیار کرد؟ حقا که سخنى است بزرگ که بر زبان مى‌آورید.///آیا پروردگارتان پسران را خاص شما کرده و خود از فرشتگان دخترانى اختیار نموده است؟ حقا که شما سخنى بس بزرگ بر زبان مى‌آورید///آیا [پنداشتید که‌] پروردگارتان شما را به [داشتن‌] پسران اختصاص داده، و خود از فرشتگان دخترانى برگرفته است؟ حقا که شما سخنى بس بزرگ مى‌گویید.///[اى مشرکان!] آیا پروردگارتان شما را با داشتن پسران، برگزیده و خودش از فرشتگان، دخترانى گرفته است؟ به راستی شما سخن [و تهمت] بزرگى مى‌گویید.///آیا خدا شما را به فرزندان پسر برگزیده و خود از فرشتگان دخترانی برگرفته است؟! این رأی و گفتار شما (مشرکان، افترایی عظیم و گناهی) بسیار بزرگ است.///آیا پروردگارت شما را به داشتن پسران برگزیده، و خود از میان فرشتگان، دخترانی برای خود پذیرفته است؟ شما سخنی بس بزرگ [و ناروا] می‌گویید///آیا پروردگارتان فرزندان پسر را مخصوص شما ساخته، و خودش دخترانی از فرشتگان برگزیده است؟! شما سخن بزرگ (و بسیار زشتی) می‌گویید!///آیا برگزیده است شما را پروردگار شما به پسران و بگرفته است از فرشتگان مادگانی همانا شما می‌گوئید سخنی گران را///پس آیا (پنداشتید) که پروردگارتان شما را به (داشتن) پسران برگزیده، و (خود) از فرشتگان دخترانی بر گرفته؟! بی‌تردید شما قطعا سخنی بس ناروا می‌گویید. quran_en_fa We have explained (things) in various (ways) in this Qur'an, in order that they may receive admonition, but it only increases their flight (from the Truth)! به راستی در این قرآن [داستان‌ها، حکمت‌ها و موعظه‌های] گوناگون بیان کردیم تا متذکر و هوشیار شوند؛ ولی آنان را جز رمیدن نمی‌افزاید.///به راستی در این قرآن [داستان‌ها، حکمت‌ها و موعظه‌های] گوناگون بیان کردیم تا متذکر و هوشیار شوند؛ ولی آنان را جز رمیدن نمی‌افزاید.///ما سخنان گونه‌گون در این قرآن آوردیم، باشد که پند گیرند، ولى جز به رمیدنشان نیفزاید.///و به تحقیق ما در این قرآن [حقایق را] گونه‌گون بیان کردیم تا پند گیرند، اما آنها را جز رمیدن نمى‌افزاید///و به راستى، ما در این قرآن [حقایق را] گونه‌گون بیان کردیم، تا پند گیرند؛ و [لى‌] آنان را جز نفرت نمى‌افزاید.///و به یقین، ما در این قرآن [حقایق را] به گونه‌هاى مختلف بیان کردیم تا پند گیرند، در حالى که جز بر رمیدنشان نمى‌افزاید.///و ما در این قرآن انواع سخنان را نیکو بیان کردیم تا خلق متذکر شوند و از آن پند گیرند و لیکن بدان را به جز نفرت حاصلی نمی‌افزاید.///و به راستی که ما در این قرآن، سخنهای گونه‌گون بیان داشته‌ایم تا پند گیرند، و حال آنکه جز بر رمیدن آنان نمی‌افزاید///ما در این قرآن، انواع بیانات مؤثر را آوردیم تا متذکر شوند! ولی (گروهی از کوردلان،) جز بر نفرتشان نمی‌افزاید.///و همانا گردانیدیم در این قرآن تا یادآور شوند و نمیفزایدشان جز رمیدن‌///و همانا به‌راستی، ما در این قرآن (حقایق را) گونه‌گون بیان کردیم تا به خوبی (آنها را) یاد کنند؛ و (اما) آنان را جز نفرت نمی‌افزاید. quran_en_fa Say: If there had been (other) gods with Him, as they say,- behold, they would certainly have sought out a way to the Lord of the Throne! بگو: اگر آن گونه که می‌گویند، باخدا خدایانی بود، در آن هنگام به سوی صاحب عرش راهی می‌جستند [تا قدرتش را تصاحب کنند.]///بگو: اگر آن گونه که می‌گویند، باخدا خدایانی بود، در آن هنگام به سوی صاحب عرش راهی می‌جستند [تا قدرتش را تصاحب کنند.]///بگو: همچنان که مى‌گویند، اگر با او خدایان دیگرى هم بودند پس به سوى صاحب عرش راهى جسته بودند.///بگو: اگر با او چنان که مى‌گویند خدایان دیگرى بود، در آن صورت حتما به سوى صاحب عرش راهى مى‌جستند [تا قدرت را به دست گیرند]///بگو: «اگر - چنانکه مى‌گویند- با او خدایانى [دیگر] بود، در آن صورت حتما در صدد جستن راهى به سوى [خداوند،] صاحب عرش، برمى‌آمدند.»///بگو: «اگر با خداوند، خدایانى بود، آن‌گونه که مشرکان مى‌گویند، در آن هنگام آن خدایان در پى یافتن راه نفوذى به سوى خداى صاحب عرش بودند [تا قدرت را از او بگیرند].»///بگو: اگر با خدای یکتا چنانکه آنها می‌گویند خدایان دیگری بود در این صورت آن خدایان بر خدای عرش (به تنازع) راه می‌گرفتند (و تمانع آنان موجب اختلال نظام عالم می‌شد. پس چون عالم را نظام ثابتی است دلیل است که با خدای یگانه خدایان دیگری نیست).///بگو اگر چنانکه می‌گویند در جنب او خدایانی هم بودند، در آن صورت به سوی خداوند صاحب عرش [برای معارضه یا تقرب‌] راه می‌بردند///بگو: «اگر آنچنان که آنها می‌گویند با او خدایانی بود، در این صورت، (خدایان) سعی می‌کردند راهی به سوی (خداوند) صاحب عرش پیدا کنند.»///بگو اگر می‌بود با او خدایانی چنانکه گوئید در آن هنگام می‌جستند بسوی خداوند عرش راهی را///بگو: «اگر – چنان‌که می‌گویند – با او خدایانی بودند، در آن هنگام (وهنگامه) بی‌چون راهی به سوی صاحب تخت فرماندهی جهانی [: خدا] می‌جستند.» quran_en_fa Glory to Him! He is high above all that they say!- Exalted and Great (beyond measure)! او از آنچه می‌گویند، منزه و بسیار برتر و والاتر است.///او از آنچه می‌گویند، منزه و بسیار برتر و والاتر است.///او منزه است، و از آنچه در باره‌اش مى‌گویند برتر و بالاتر است.///او پاک و منزه است و از آنچه مى‌گویند بسى برتر است///او [پاک و] منزه است و از آنچه مى‌گویند بسى والاتر است.///خداوند منزه و برتر است از آنچه مى‌گویند. بسی برتر و والاتر!///خدا از آنچه (مشرکان نادان) می‌گویند بسیار برتر و منزه‌تر است.///او از آنچه می‌گویند بسی منزه و فراتر است‌///او پاک و برتر است از آنچه آنها می‌گویند، بسیار برتر و منزه‌تر!///منزه است او و برتر از آنچه گویند برتریی بزرگ‌///او از آنچه (به ناروایی) می‌گویند منزه و والا‌تر است (در) برتری و بزرگی. quran_en_fa The seven heavens and the earth, and all beings therein, declare His glory: there is not a thing but celebrates His praise; And yet ye understand not how they declare His glory! Verily He is Oft-Forbear, Most Forgiving! آسمان‌های هفتگانه و زمین و هر کس که در آنهاست، او را تسبیح می‌گویند، وهیچ چیزی نیست مگر اینکه همراه با ستایش، تسبیح او می‌گوید، ولی شما تسبیح آنها را نمی‌فهمید، یقینا او بردبار و بسیار آمرزنده است.///آسمان‌های هفتگانه و زمین و هر کس که در آنهاست، او را تسبیح می‌گویند، وهیچ چیزی نیست مگر اینکه همراه با ستایش، تسبیح او می‌گوید، ولی شما تسبیح آنها را نمی‌فهمید، یقینا او بردبار و بسیار آمرزنده است.///هفت آسمان و زمین و هر چه در آنهاست تسبیحش مى‌کنند و هیچ موجودى نیست جز آنکه او را به پاکى مى‌ستاید، ولى شما ذکر تسبیحشان را نمى‌فهمید. او بردبار و آمرزنده است.///آسمان‌هاى هفتگانه و زمین و هر کس در آنهاست او را تسبیح مى‌گویند، و هیچ موجودى نیست مگر این که به ستایش او تسبیح مى‌گوید، ولى شما تسبیحشان را نمى‌فهمید. به راستى که او بردبار و آمرزنده است///آسمانهاى هفتگانه و زمین و هر کس که در آنهاست او را تسبیح مى‌گویند، و هیچ چیز نیست مگر اینکه در حال ستایش، تسبیح او مى‌گوید، ولى شما تسبیح آنها را درنمى‌یابید. به راستى که او همواره بردبار [و] آمرزنده است.///آسمان‌هاى هفت‌گانه و زمین، و هر که در آنهاست، تسبیح خداوند را مى‌گویند، و هیچ چیز نیست مگر آن که با ستایش، از او به پاکى یاد مى‌کند، ولى شما تسبیح آنها را نمى‌فهمید. همانا او بردبار و آمرزنده است.///هفت آسمان و زمین و هر که در آنهاست همه به ستایش و تنزیه خدا مشغولند و موجودی نیست در عالم جز آنکه ذکرش تسبیح و ستایش حضرت اوست و لیکن شما تسبیح آنها را فهم نمی‌کنید. همانا او بسیار بردبار و آمرزنده است.///آسمانهای هفت‌گانه و زمین و هر که در آنهاست برای او تسبیح می‌گویند، و هیچ چیز نیست مگر آنکه شاکرانه او را تسبیح می‌گوید ولی شما تسبیح آنان را در نمی‌یابید، او بردبار آمرزگار است‌///آسمانهای هفتگانه و زمین و کسانی که در آنها هستند، همه تسبیح او می‌گویند؛ و هر موجودی، تسبیح و حمد او می‌گوید؛ ولی شما تسبیح آنها را نمی‌فهمید؛ او بردبار و آمرزنده است.///تسبیح کنند برای او آسمانهای هفتگانه و زمین و آنان که در آنها است و نیست چیزی جز آنکه تسبیح گوید به سپاس او و لیکن درنمی‌یابید ستایش ایشان را همانا او است بردبار آمرزنده‌///آسمان‌های هفتگانه و زمین‌ها و هرکس که در آنهاست برای او تسبیح می‌نمایند و هیچ چیز نیست مگر اینکه (خدا را) با ستایش او تسبیح می‌نماید، ولی شما تسبیحشان را نمی‌توانید بفهمید. به‌راستی او بردباری پوششگر بوده است. quran_en_fa When thou dost recite the Qur'an, We put, between thee and those who believe not in the Hereafter, a veil invisible: و هنگامی که قرآن بخوانی، میان تو و آنان که به آخرت ایمان ندارند، پرده‌ای نامریی قرار می‌دهیم [که به سزای لجاجت و کفرشان از فهم آن محروم شوند.]///و هنگامی که قرآن بخوانی، میان تو و آنان که به آخرت ایمان ندارند، پرده‌ای نامریی قرار می‌دهیم [که به سزای لجاجت و کفرشان از فهم آن محروم شوند.]///چون تو قرآن بخوانى، میان تو و آنان که به قیامت ایمان نمى‌آورند پرده‌اى ستبر قرار مى‌دهیم.///و چون قرآن بخوانى، میان تو و کسانى که به آخرت ایمان نمى‌آورند حجابى نامرئى قرار مى‌دهیم///و چون قرآن بخوانى، میان تو و کسانى که به آخرت ایمان ندارند پرده‌اى پوشیده قرار مى‌دهیم.///و هرگاه قرآن مى‌خوانى، میان تو و کسانى که به قیامت ایمان ندارند، حجابى ناپیدا قرار مى‌دهیم.///و چون تو قرآن تلاوت کنی ما میان تو و آنها که به قیامت ایمان ندارند حجابی بداریم که آنها از فهم حقایق آن دور و مستور مانند.///و چون قرآن خوانی، بین تو و بی‌ایمانان به آخرت، حجابی پوشنده قرار دهیم‌///و هنگامی که قرآن می‌خوانی، میان تو و آنها که به آخرت ایمان نمی‌آورند، حجاب ناپیدایی قرارمی‌دهیم؛///و هرگاه بخوانی قرآن را بر نهیم میان تو و میان آنان که ایمان نمی‌آورند به آخرت پرده‌ای پوشیده‌///و هنگامی که قرآن بخوانی، میان تو و میان کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند پرده‌ای پنهان (از آنان) قرار می‌دهیم. quran_en_fa And We put coverings over their hearts (and minds) lest they should understand the Qur'an, and deafness into their ears: when thou dost commemorate thy Lord and Him alone in the Qur'an, they turn on their backs, fleeing (from the Truth). و بر دل هایشان پوشش هایی می‌گذاریم تا آن را نفهمند و در گوش هایشان سنگینی می‌نهیم [تا آن را از روی حقیقت نشنوند]؛ و چون پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد کنی با حالت رمیدگی از تو روی می‌گردانند.///و بر دل هایشان پوشش هایی می‌گذاریم تا آن را نفهمند و در گوش هایشان سنگینی می‌نهیم [تا آن را از روی حقیقت نشنوند]؛ و چون پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد کنی با حالت رمیدگی از تو روی می‌گردانند.///و بر دلهاشان پرده افکنیم تا آن را درنیابند، و گوشهاشان سنگین کنیم. و چون پروردگارت را در قرآن به یکتایى یاد کنى، بازمى‌گردند و مى‌رمند.///و بر دل‌هایشان پرده‌ها نهاده‌ایم تا آن را نفهمند، و در گوش‌هایشان سنگینى. و هنگامى که در قرآن پروردگار خود را به یگانگى یاد کنى با نفرت پشت مى‌کنند///و بر دلهایشان پوششها مى‌نهیم تا آن را نفهمند و در گوشهایشان سنگینى [قرار مى‌دهیم‌] و چون در قرآن پروردگار خود را به یگانگى یاد کنى با نفرت پشت مى‌کنند.///و بر دل‌هاى آنان پوشش‌هایى قرار دادیم تا آن [قرآن] را نفهمند و در گوش‌هایشان سنگینى [نهادیم تا حق را نشنوند]. و چون پروردگارت را در قرآن به یگانگى یاد کنى، آنان پشت می‌کنند و گریزان مى‌شوند.///و ما بر دلهای تیره آن کافران پرده‌ای افکندیم که قرآن را فهم نکنند و در گوشهایشان هم سنگینی نهادیم، و چون تو در قرآن خدایت را به وحدانیت و یگانگی یاد کنی آنان روی گردانیده و به پشت گریزان می‌شوند.///و بر دلهای ایشان پرده‌هایی کشیده‌ایم که آن [پیام‌] را درنیابند، و در گوشهایشان سنگینی‌ای [نهاده‌ایم‌]، و چون پروردگارت را به تنهایی در قرآن یاد کنی، از سر نفرت پشت کنند///و بر دلهایشان پوششهایی، تا آن را نفهمند؛ و در گوشهایشان سنگینی؛ و هنگامی که پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد می‌کنی، آنها پشت می‌کنند و از تو روی بر می‌گردانند.///و نهیم بر دلهای آنان پرده‌هائی از آنکه دریابندش و در گوشهای ایشان سنگینیی و هرگاه یاد کنی پروردگار خویش را در قرآن تنها بازگردند بر پشتهای خویش رمندگان‌///و بر دل‌هاشان پوشش‌هایی می‌نهیم که آن را نفهمند. و در گوش‌هایشان سنگینی (‌ها) یی (قرار می‌دهیم). و هنگامی که پروردگارت را در قرآن به یگانگی‌اش یاد کنی، در حال نفرت (از توحید) پشتشان را بر می‌گردانند. quran_en_fa We know best why it is they listen, when they listen to thee; and when they meet in private conference, behold, the wicked say, "Ye follow none other than a man bewitched!" هنگامی که [وقت قرآن خواندنت] به تو گوش می‌دهند، ما به هدفی که برای آن گوش می‌دهند داناتریم، و نیز هنگامی که رازگویی می‌کنند [به کارشان آگاه تریم] آن زمان که [آن] ستم گران [به یکدیگر] می‌گویند: شما [اگر از او پیروی کنید] جز از مردی جادو شده پیروی نمی‌کنید.///هنگامی که [وقت قرآن خواندنت] به تو گوش می‌دهند، ما به هدفی که برای آن گوش می‌دهند داناتریم، و نیز هنگامی که رازگویی می‌کنند [به کارشان آگاه تریم] آن زمان که [آن] ستم گران [به یکدیگر] می‌گویند: شما [اگر از او پیروی کنید] جز از مردی جادو شده پیروی نمی‌کنید.///ما بهتر مى‌دانیم که چون به تو گوش مى‌دهند، چرا گوش مى‌دهند، یا وقتى که با هم نجوا مى‌کنند، چه مى‌گویند. کافران مى‌گویند: شما در پى مرد جادو شده‌اى به راه افتاده‌اید.///هنگامى که به تو گوش مى‌سپارند ما بهتر مى‌دانیم به چه منظور گوش مى‌دهند، و نیز آن‌گاه که نجوا مى‌کنند وقتى که ستمگران مى‌گویند: شما جز مردى افسون شده را پیروى نمى‌کنید///هنگامى که به سوى تو گوش فرا مى‌دارند ما بهتر مى‌دانیم به چه [منظور] گوش مى‌دهند، و [نیز] آنگاه که به نجوا مى‌پردازند؛ وقتى که ستمگران گویند: «جز مردى افسون‌شده را پیروى نمى‌کنید.»///هنگامى که به تو گوش مى‌دهند، ما به هدفى که براى آن گوش مى‌دهند، داناتریم. و آن‌گاه که با هم نجوا مى‌کنند [نیز، به کارشان آگاه‌تریم‌]؛ آن زمان که ستمگران مى‌گویند: شما از مردى افسون­شده پیروى می‌کنید.»///ما به خیالات باطلی که وقت شنیدن گفتار تو در دل خود می‌کنند (از خود آنها) آگاه‌تریم و آن‌گاه که به رازگویی می‌پردازند و آن مردم ستمکار گویند که شما جز شخصی مفتون و سحرزده را پیروی نمی‌کنید.///آنگاه که به تو گوش می‌سپارند، ما به آنچه گوش می‌دهند آگاه‌تریم، و نیز هنگامی که راز می‌گویند، زمانی که ستمکاران [مشرک‌] گویند که شما جز از مردی جادوزده پیروی نمی‌کنید///هنگامی که به سخنان تو گوش فرامی‌دهند، ما بهتر می‌دانیم برای چه گوش فرا می‌دهند؛ (و همچنین) در آن هنگام که با هم نجوا می‌کنند؛ آنگاه که ستمگران می‌گویند: «شما جز از انسانی که افسون شده، پیروی نمی‌کنید!»///ما داناتریم بدانچه گوش می‌دهند بدان هنگامی که گوش می‌دهند به تو و هنگامی که سخن به گوش همدیگر می‌گویند هنگامی که گویند ستمگران پیروی نمی‌کنید جز مردی جادو شده را///چون به سوی تو گوش فرا می‌دارند، ما داناتریم (که) به چه (منظور) گوش فرا می‌دهند. و (نیز) چون ایشان نجوا (کنان) ‌اند، در آن حال ستمکاران گویند: «جز مردی افسون شده را پیروی نمی‌کنید.» quran_en_fa See what similes they strike for thee: but they have gone astray, and never can they find a way. بنگر چگونه تو را به صفاتی [چون شاعر، کاهن، ساحر و مجنون] وصف می‌کنند در نتیجه گمراه شدند، بنابراین قدرت ندارند راهی [به سوی هدایت] یابند.///بنگر چگونه تو را به صفاتی [چون شاعر، کاهن، ساحر و مجنون] وصف می‌کنند در نتیجه گمراه شدند، بنابراین قدرت ندارند راهی [به سوی هدایت] یابند.///بنگر که چگونه براى تو مثلها زده‌اند. گمراه شده‌اند و راه به جایى نمى‌برند.///ببین چگونه براى تو مثل‌ها زدند و گمراه شدند، در نتیجه راه به جایى نتوانند برد///ببین چگونه براى تو مثلها زدند و گمراه شدند، در نتیجه راه به جایى نمى‌توانند ببرند.///[اى پیامبر!] بنگر که چگونه براى تو مثل‌ها زدند، و [تو را شاعر، کاهن، ساحر، مجنون و افسون شده خواندند،] در نتیجه گمراه شدند، پس نمى‌توانند راه حق را بیابند.///بنگر تا چه نسبتها به تو می‌دهند! پس گمراه شدند و هیچ راه خلاصی نمی‌یابند.///بنگر که چگونه برای تو مثل زده‌اند و گمراه شده‌اند، و راه به جایی نمی‌توانند برد///ببین چگونه برای تو مثلها زدند! در نتیجه گمراه شدند، و نمی‌توانند راه حق را پیدا کنند.///بنگر چگونه زدند برایت مثلها را پس گم شدند پس نمی‌توانند راهی را///بنگر چگونه برای تو مثل‌ها زدند؛ تا گمراه شدند؛ پس توان (رفتن) راهی (به سوی حق) را ندارند. quran_en_fa They say: "What! when we are reduced to bones and dust, should we really be raised up (to be) a new creation?" و گفتند؛ هنگامی که ما استخوان [هایی جدا از هم و ریز ریز] و پوسیده شدیم، آیا به طور قطع در آفرینشی جدید برانگیخته می‌شویم؟!///و گفتند؛ هنگامی که ما استخوان [هایی جدا از هم و ریز ریز] و پوسیده شدیم، آیا به طور قطع در آفرینشی جدید برانگیخته می‌شویم؟!///گفتند: آیا اگر از ما استخوانى بماند و خاکى، باز هم با آفرینشى نو از قبر برمى‌خیزیم؟///و گفتند: آیا وقتى ما استخوان و خاک شدیم، دگر بار به آفرینش تازه‌اى زنده خواهیم شد///و گفتند: «آیا وقتى استخوان و خاک شدیم [باز] به آفرینشى جدید برانگیخته مى‌شویم؟»///و گفتند: «آیا آن‌گاه که ما استخوان‌هایى پوسیده و پراکنده شویم، آیا به راستى ما با آفرینشى تازه، برانگیخته مى‌شویم؟»///و (کافران به معاد) گفتند: آیا ما چون استخوان پوسیده و غبار پراکنده شویم باز روزی از نو زنده و برانگیخته خواهیم شد؟!///و گفتند آیا چون استخوانهای [پوسیده و] خرد و خاک شدیم، در هیئت آفرینشی تازه برانگیخته خواهیم شد؟///و گفتند: «آیا هنگامی که ما، استخوانهای پوسیده و پراکنده‌ای شدیم، دگر بار آفرینش تازه‌ای خواهیم یافت؟!»///و گفتند آیا گاهی که شدیم ما استخوانهائی و خاکی آیا ما برانگیختگانیم در آفرینشی نوین‌///و گفتند: «آیا هنگامی که استخوان‌ها و پوسیدگانی پراکنده بودیم، آیا به‌راستی ما (با) آفرینشی جدید، بی‌چون (از) برانگیخته‌شدگانیم‌؟» quran_en_fa Say: "(Nay!) be ye stones or iron, بگو: [اینکه سهل و آسان است] شما سنگ شوید یا آهن،///بگو: [اینکه سهل و آسان است] شما سنگ شوید یا آهن،///بگو: سنگ باشید یا آهن.///بگو: سنگ باشید یا آهن///بگو: «سنگ باشید یا آهن،///بگو: «[استخوان خردشده که آسان است، شما] سنگ باشید یا آهن،///بگو که شما سنگ باشید یا آهن.///بگو سنگ یا آهن باشید///بگو: «شما سنگ باشید یا آهن،///بگو باشید سنگ یا آهن‌///بگو: «سنگی یا آهنی باشید،» quran_en_fa "Or created matter which, in your minds, is hardest (to be raised up),- (Yet shall ye be raised up)!" then will they say: "Who will cause us to return?" Say: "He who created you first!" Then will they wag their heads towards thee, and say, "When will that be?" Say, "May be it will be quite soon! یا آفریده‌ای از آنچه در ذهنتان [حیات یافتنش] سخت و دشوار می‌آید [بدون تردید با آفرینشی جدید برانگیخته می‌شوید] بی درنگ خواهند گفت: چه کسی ما را بر می‌گرداند؟ بگو: همان کسی که اولین بار شما را آفرید. پس سرهای خود را [به عنوان ریشخند و استهزا] به سوی تو می‌جنبانند و می‌گویند: [این زنده شدن دوباره] چه زمانی خواهد بود؟ بگو: چه بسا نزدیک باشد.///یا آفریده‌ای از آنچه در ذهنتان [حیات یافتنش] سخت و دشوار می‌آید [بدون تردید با آفرینشی جدید برانگیخته می‌شوید] بی درنگ خواهند گفت: چه کسی ما را بر می‌گرداند؟ بگو: همان کسی که اولین بار شما را آفرید. پس سرهای خود را [به عنوان ریشخند و استهزا] به سوی تو می‌جنبانند و می‌گویند: [این زنده شدن دوباره] چه زمانی خواهد بود؟ بگو: چه بسا نزدیک باشد.///یا مخلوقى که در خاطرتان بزرگ مى‌نماید. خواهند گفت: چه کسى ما را بازمى‌گرداند؟ بگو: آن کس که بار نخست شما را آفرید. آنگاه در برابر تو سر مى‌جنبانند و مى‌گویند: چه وقت؟ بگو: ممکن است که در همین نزدیکى؛///یا هر مخلوقى از آنچه در خاطر شما بزرگ مى‌نماید [بالاخره برانگیخته خواهید شد]. باز خواهند گفت: چه کسى ما را باز مى‌گرداند؟ بگو: همان کس که بار اول شما را آفرید. پس سرهایشان را به سویت تکان داده خواهند گفت: آن در چه زمانى خواهد بود؟ بگو: شاید نزدیک باش///یا آفریده‌اى از آنچه در خاطر شما بزرگ مى‌نماید [باز هم برانگیخته خواهید شد].» پس خواهند گفت: «چه کسى ما را بازمى‌گرداند؟» بگو: «همان کس که نخستین بار شما را پدید آورد.» [باز] سرهاى خود را به طرف تو تکان مى‌دهند و مى‌گویند: «آن کى خواهد بود؟» بگو: «شاید که نزدیک باشد.»///یا هر آفریده‌ای از آنچه که در نظر شما از آن هم سخت‌تر است [باز خدا مى‌تواند شما را زنده کند].» آنان به زودى خواهند گفت: «چه کسى ما را بازمى‌گرداند؟» بگو: «همان کسى که نخستین بار شما را آفرید.» پس به زودى سرهاى خویش را [با تعجب و تمسخر] به سوى تو می‌جنبانند و می‌گویند: «[آن روز] چه هنگام خواهد بود؟» بگو: «شاید نزدیک باشد!»///یا خلقتی (سخت‌تر از سنگ و آهن) از آنچه در دلتان بزرگ می‌نماید (باز به امر خدا زنده می‌شوید)، پس خواهند گفت: که ما را دوباره زنده می‌کند؟ بگو: همان خدایی که هم اول بار شما را آفرید؛ آن‌گاه آنها سر به سوی تو جنبانده گویند: پس این وعده کی خواهد بود؟ بگو: شاید که از حوادث نزدیک باشد (زیرا مرگ به هر کس نزدیک است و قیامتش به مرگ برپا می‌شود).///یا آفریده‌ای که در دلهای شما بزرگ می‌نماید، زودا که خواهند گفت چه کسی ما را [پس از مرگ‌] باز می‌گرداند؟ بگو همان کسی که شما را نخست‌بار آفرید، آنگاه در برابر تو سرهایشان را [به علامت انکار] تکان می‌دهند و می‌گویند آن امر کی خواهد بود؟ بگو چه بسا نزدیک باشد///یا هر مخلوقی که در نظر شما، از آن هم سخت‌تر است (و از حیات و زندگی دورتر می‌باشد، باز خدا قادر است شما را به زندگی مجدد بازگرداند). آنها بزودی می‌گویند: «چه کسی ما را بازمی‌گرداند؟!» بگو: «همان کسی که نخستین بار شما را آفرید.» آنان سر خود را (از روی تعجب و انکار،) به سوی تو خم می‌کنند و می‌گویند: «در چه زمانی خواهد بود؟!» بگو: «شاید نزدیک باشد!///یا آفرینشی از آنچه بزرگ آید در سینه‌های شما زود است گویند که ما را برمی‌گرداند بگو آنکه آفریدتان نخستین بار زود است نجنبانند سرهای خویش را به سویت و گویند چه هنگام است آن بگو امید است که باشد نزدیک‌///«یا آفریده‌ای از آنچه در سینه‌های‌تان بزرگ می‌نماید.» پس خواهند گفت: «چه کسی ما را بر می‌گرداند؟» بگو: «همان کس که نخستین بار شما را (با فطرت توحیدی) آفرید.» باز سرهایشان را (مسخره کنان) به سویت تکان خواهند داد و می‌گویند: «آن (زمان) کی است‌؟» بگو: «شاید که نزدیک باشد.» quran_en_fa "It will be on a Day when He will call you, and ye will answer (His call) with (words of) His praise, and ye will think that ye tarried but a little while!" روزی که شما را [از میان گورها برای ورود به عرصه قیامت] فرا می‌خواند، پس [فرا خواندنش را] در حالی که او را سپاس و ستایش می‌گویید، اجابت می‌کنید، وگمان می‌برید که [در دنیا یا در برزخ] جز اندکی درنگ نکرده‌اید.///روزی که شما را [از میان گورها برای ورود به عرصه قیامت] فرا می‌خواند، پس [فرا خواندنش را] در حالی که او را سپاس و ستایش می‌گویید، اجابت می‌کنید، وگمان می‌برید که [در دنیا یا در برزخ] جز اندکی درنگ نکرده‌اید.///روزى که شما را فرا مى‌خواند و شما ستایش‌گویان پاسخ مى‌دهید و مى‌پندارید که اندکى آرمیده‌اید.///روزى که شما را فرا مى‌خواند، پس با ستایش او اجابتش مى‌کنید، و مى‌پندارید که جز اندکى [در دنیا] توقف نکرده‌اید///روزى که شما را فرا مى‌خواند، پس در حالى که او را ستایش مى‌کنید اجابتش مى‌نمایید و مى‌پندارید که جز اندکى [در دنیا] نمانده‌اید.///روزى که شما را [از قبرهایتان] فرامى‌خواند، پس شما ستایش‌گویان اجابت مى‌کنید. و مى‌پندارید که جز مدت کوتاهى [در دنیا یا برزخ] درنگ نکرده‌اید.///روزی که خدا شما را بخواند و شما (سر از خاک بیرون کرده و) با حمد و ستایش او را اجابت کنید و تصور می‌کنید که جز اندک زمانی (در گورها) درنگ نکرده‌اید.///روزی که شما را بخواند و شما سپاسگزارانه پاسخ دهید و چنین پندارید که جز اندکی [در دنیا یا در گور] درنگ نکرده‌اید///همان روز که شما را (از قبرهایتان) فرامی‌خواند؛ شما هم اجابت می‌کنید در حالی که حمد او را می‌گویید؛ می‌پندارید تنها مدت کوتاهی (در جهان برزخ) درنگ کرده‌اید!»///روزی که خوانندتان پس اجابت کنید با سپاس او و پندارید که نماندید جز اندکی‌///روزی که شما را فرا می‌خواند، پس او را با ستایشش اجابت خواهید کرد و می‌پندارید که جز اندکی (در گذشته) نمانده‌اید. quran_en_fa Say to My servants that they should (only) say those things that are best: for Satan doth sow dissensions among them: For Satan is to man an avowed enemy. و به بندگانم بگو: سخنی را که نیکوتر است، بگویند؛ زیرا شیطان میان آنان [به سبب سخنان زشت و بی منطق] دشمنی و نزاع می‌افکند، زیرا شیطان همواره برای انسان دشمنی آشکار است.///و به بندگانم بگو: سخنی را که نیکوتر است، بگویند؛ زیرا شیطان میان آنان [به سبب سخنان زشت و بی منطق] دشمنی و نزاع می‌افکند، زیرا شیطان همواره برای انسان دشمنی آشکار است.///و به بندگان من بگو که با یکدیگر به بهترین وجه سخن بگویند، که شیطان در میان آنها به فتنه‌گرى است، زیرا شیطان آدمى را دشمنى آشکار است.///و به بندگان من بگو سخنى را که بهتر است بگویند، که شیطان میانشان را به هم مى‌زند، به راستى که شیطان براى آدمى دشمنى آشکار است///و به بندگانم بگو: «آنچه را که بهتر است بگویند»، که شیطان میانشان را به هم مى‌زند، زیرا شیطان همواره براى انسان دشمنى آشکار است.///و به بندگانم بگو: سخنى بگویند که نیکوتر است، چرا که شیطان میان آنان فتنه و فساد مى‌کند. شیطان همواره براى انسان، دشمنى آشکار بوده است.///و بندگانم را بگو که همیشه سخن بهتر را بر زبان آرند، که شیطان (بسیار شود به یک کلمه زشت) میان آنان دشمنی و فساد برمی‌انگیزد، زیرا دشمنی شیطان با آدمیان واضح و آشکار است.///بگو به بندگانم سخنی را که بهتر است بگویند، چرا که شیطان میان آنان را به هم می‌زند، بی‌گمان شیطان دشمن آشکار انسان است‌///به بندگانم بگو: «سخنی بگویند که بهترین باشد! چرا که (شیطان بوسیله سخنان ناموزون)، میان آنها فتنه و فساد می‌کند؛ همیشه شیطان دشمن آشکاری برای انسان بوده است!///و بگو به بندگان من گویند آنچه آن است نکوتر همانا شیطان آشوب افکند میان آنان همانا شیطان است برای انسان دشمنی آشکار///و برای بندگانم بگو: «آنچه را که بهتر است بگویند.» بی‌گمان شیطان میانشان را بر هم می‌زند؛ همواره شیطان برای انسان دشمنی آشکار کننده‌ی (دشمنی‌اش) بوده است. quran_en_fa It is your Lord that knoweth you best: If He please, He granteth you mercy, or if He please, punishment: We have not sent thee to be a disposer of their affairs for them. پروردگارتان به شما داناتر است، اگر بخواهد شما را مورد رحمت قرار می‌دهد و اگر بخواهد عذابتان می‌کند. و ما تو را بر آنان نگهبان و کارساز نفرستاده‌ایم.///پروردگارتان به شما داناتر است، اگر بخواهد شما را مورد رحمت قرار می‌دهد و اگر بخواهد عذابتان می‌کند. و ما تو را بر آنان نگهبان و کارساز نفرستاده‌ایم.///پروردگارتان به شما آگاه‌تر است. اگر بخواهد بر شما رحمت مى‌آورد و اگر بخواهد عذابتان مى‌کند، و ما تو را به کارگزاریشان نفرستاده‌ایم.///پروردگارتان به شما داناتر است، اگر بخواهد رحمتتان مى‌کند یا اگر بخواهد عذابتان مى‌کند، و ما تو را بر آنان و کیل نفرستاده‌ایم///پروردگار شما به [حال‌] شما داناتر است؛ اگر بخواهد بر شما رحمت مى‌آورد، یا اگر بخواهد شما را عذاب مى‌کند، و تو را بر ایشان نگهبان نفرستاده‌ایم.///پروردگار شما به شما داناتر است. اگر بخواهد بر شما رحمت مى‌آورد، یا اگر بخواهد [به خاطر کردارتان] شما را عذاب مى‌کند. و ما تو را بر آنان نگهبان و کارساز نفرستاده‌ایم [تا به ایمان­آوردن مجبورشان کنى].///خدا صلاح حال شما را بهتر می‌داند، اگر بخواهد (و صلاح بداند) به شما لطف و مهربانی کند یا اگر بخواهد (و مصلحت باشد) مجازات و عذاب فرماید، و ما تو را وکیل و نگهبان بندگان نفرستاده‌ایم (بر تو تنها رسالت و اتمام حجت است).///پروردگارتان به [احوال‌] شما داناتر است، اگر بخواهد به شما رحمت می‌آورد یا اگر بخواهد شما را عذاب می‌کند، و ما تو را نگهبان آنان نفرستاده‌ایم‌///پروردگار شما، از (نیات و اعمال) شما آگاهتر است؛ اگر بخواهد (و شایسته بداند)، شما را مشمول رحمت خود می‌سازد؛ و اگر بخواهد، مجازات می‌کند؛ و ما تو را بعنوان مأمور بر آنان نفرستاده‌ایم (که آنان را مجبور به ایمان کنی!)///پروردگار شما داناتر است به شما اگر خواهد رحمت آورد بر شما و اگر خواهد عذاب کند شما را و نفرستادیم تو را بر ایشان نگهبان‌///پروردگارتان به (احوال) شما داناتر است‌؛ اگر بخواهد به شما رحم می‌کند، یا اگر بخواهد شما را عذاب می‌کند. و تو را بر ایشان (برای) کارسازی (تکوینی و تشریعی) نفرستادیم. quran_en_fa And it is your Lord that knoweth best all beings that are in the heavens and on earth: We did bestow on some prophets more (and other) gifts than on others: and We gave to David (the gift of) the Psalms. و پروردگارت به هر که [و هر چه] در آسمان‌ها و زمین است، داناتر است. و به یقین برخی از پیامبران را بر برخی دیگر برتری دادیم وبه داود زبور عطا کردیم.///و پروردگارت به هر که [و هر چه] در آسمان‌ها و زمین است، داناتر است. و به یقین برخی از پیامبران را بر برخی دیگر برتری دادیم وبه داود زبور عطا کردیم.///و پروردگار تو به آنچه در آسمانها و زمین است آگاه‌تر است. بعضى از پیامبران را بر بعضى دیگر برترى نهادیم و به داود زبور را دادیم.///و پروردگار تو به [احوال‌] هر کس که در آسمان‌ها و زمین است داناتر است. و به تحقیق بعضى از انبیا را بر بعضى برترى بخشیدیم، و به داود زبور دادیم///و پروردگار تو به هر که [و هر چه‌] در آسمانها و زمین است داناتر است. و در حقیقت، بعضى از انبیا را بر بعضى برترى بخشیدیم و به داوود زبور دادیم.///و پروردگارت به هر که در آسمان‌ها و زمین است، داناتر است. و البته ما بعضى از پیامبران را بر بعضی دیگر برترى بخشیدیم. و به داوود زبور دادیم.///و خدای تو به آن که در آسمانها و زمین است داناتر (و به قابلیت هر موجودی آگاه‌تر) است، و همانا ما بعضی از انبیاء را بر بعضی دیگر برتری دادیم و به داوود زبور را عطا کردیم.///و پروردگار تو به هر آنکه در آسمانها و زمین هست، داناتر است، و به راستی بعضی از پیامبران را بر بعضی دیگر برتری بخشیده‌ایم، و به داوود زبور عطا کرده‌ایم‌///پروردگار تو، از حال همه کسانی که در آسمانها و زمین هستند، آگاهتر است؛ و (اگر تو را بر دیگران برتری دادیم، بخاطر شایستگی توست،) ما بعضی از پیامبران را بر بعضی دیگر برتری دادیم؛ و به داوود، زبور بخشیدیم.///و پروردگارت داناتر است بدانکه در آسمانها است و زمین و همانا برتری دادیم بعض پیمبران را بر بعضی و دادیم به داود زبور را///و پروردگارت به هر که در آسمانها و زمین است (از همگان) داناتر است. و به‌راستی بعضی از پیامبران بزرگ را بر بعضی (از ایشان) بی‌گمان برتری بخشیدیم، و داوود را زبور دادیم. quran_en_fa Say: "Call on those - besides Him - whom ye fancy: they have neither the power to remove your troubles from you nor to change them." بگو: کسانی را که به جای خدا [معبودان خود] پنداشتید، [بخوانید تا بفهمید که] آنها نمی‌توانند آسیب و گزندی را از شما دفع کنند، و نه [آن را از شما به دیگری] انتقال دهند.///بگو: کسانی را که به جای خدا [معبودان خود] پنداشتید، [بخوانید تا بفهمید که] آنها نمی‌توانند آسیب و گزندی را از شما دفع کنند، و نه [آن را از شما به دیگری] انتقال دهند.///بگو: آنهایى را که جز او خدا مى‌پندارید، بخوانید. نمى‌توانند بلا را از شما دور سازند یا آن را نصیب دیگران کنند.///بگو: کسانى را که به جاى او [معبود خود] پنداشته‌اید بخوانید، ولى آنها نمى‌توانند از شما دفع زیان کنند و نه تغییر دهند///بگو: «کسانى را که به جاى او [معبود خود] پنداشتید، بخوانید. [آنها] نه اختیارى دارند که از شما دفع زیان کنند و نه [آنکه بلایى را از شما] بگردانند.///بگو: «کسانى را که به جاى خدا [معبودان خود] پنداشتید، بخوانید. [تا دریابید که‌] آنها نمى‌توانند آسیب و گزندى را از شما برطرف کنند، و [اختیار] هیچ تغییرى را نیز ندارند.»///بگو: این بتها را که به جز خدا (مؤثر در حوائج خود) می‌پندارید بخوانید تا ببینید که نه دفع ضرری از شما توانند کرد و نه تغییر حالی به شما توانند داد.///بگو کسانی را که در برابر او قائل هستید به دعا بخوانید، [خواهید دید که‌] قادر به بلاگردانی از شما و هیچ تغییر و تحولی نیستند///بگو: «کسانی را که غیر از خدا (معبود خود) می‌پندارید، بخوانید! آنها نه می‌توانند مشکلی را از شما برطرف سازند، و نه تغییری در آن ایجاد کنند.»///بگو بخوانید آنان را که جز او پندارید دارا نیستند گشودن رنجی را از شما و نه برگرداندنی‌///بگو: «کسانی را که بجز او (معبود خود) پنداشتید، بخوانید و (از آن‌ها) بخواهید؛ ولی آنها نه توانی دارند که از شما دفع زیان کنند و نه بلا گردانی (برای شما باشند.)» quran_en_fa Those whom they call upon do desire (for themselves) means of access to their Lord, - even those who are nearest: they hope for His Mercy and fear His Wrath: for the Wrath of thy Lord is something to take heed of. کسانی [از فرشتگان، پریان و ارواح را] که آنان [به عنوان معبود] می‌پرستند [خود آنان برای رفع نیازمندی هایشان] به سوی پروردگارشان وسیله می‌جویند، تا کدامشان نزدیک‌تر باشد، و به رحمت او امید دارند، و از عذابش می‌ترسند؛ زیرا عذاب پروردگارت شایسته پرهیز است.///کسانی [از فرشتگان، پریان و ارواح را] که آنان [به عنوان معبود] می‌پرستند [خود آنان برای رفع نیازمندی هایشان] به سوی پروردگارشان وسیله می‌جویند، تا کدامشان نزدیک‌تر باشد، و به رحمت او امید دارند، و از عذابش می‌ترسند؛ زیرا عذاب پروردگارت شایسته پرهیز است.///آنهایى که کافران به خدایى مى‌خوانند، در صدد آنند که خود به درگاه پروردگارشان وسیله‌اى بیابند و مقرب‌ترین شوند، و به رحمت او امید مى‌بندند و از عذاب او مى‌ترسند، زیرا عذاب پروردگارت ترسناک است.///آن کسانى را که ایشان مى‌خوانند [مانند ملائکه و غیره‌] خود به سوى خدایشان وسیله مى‌جویند که کدامشان به او نزدیک‌ترند؟ و به رحمت خدا امیدوارند و از عذابش مى‌ترسند همانا عذاب پروردگارت حذر کردنى است///آن کسانى را که ایشان مى‌خوانند [خود] به سوى پروردگارشان تقرب مى‌جویند [تا بدانند] کدام یک از آنها [به او] نزدیکترند، و به رحمت وى امیدوارند، و از عذابش مى‌ترسند، چرا که عذاب پروردگارت همواره در خور پرهیز است.///آنان را که مى‌خوانند، [مانند عیسى و فرشتگان،] آنان خود وسیله‌اى براى تقرب به پروردگارشان مى‌جویند، وسیله‌اى هر چه نزدیک‌تر، و به رحمت او امیدوارند و از عذابش بیمناک. همانا عذاب پروردگارت در خور پرهیز و وحشت است.///آنهایی که (کافران به خدایی) می‌خوانند آنان خود به درگاه خدا وسیله تقرب می‌جویند، تا که مقرب‌تر باشد؟ و امیدوار به رحمت و ترسان از عذاب اویند، که البته از عذاب پروردگارت باید سخت هراسان بود.///این کسانی که [به ناحق به خدایی‌] می‌خوانند، کسانی که از همه مقرب‌ترند، خود به پروردگارشان تقرب می‌جویند، و به رحمت او امید دارند، و از عذاب او بیمناکند، که از عذاب پروردگارت باید بر حذر بود///کسانی را که آنان می‌خوانند، خودشان وسیله‌ای (برای تقرب) به پروردگارشان می‌جویند، وسیله‌ای هر چه نزدیکتر؛ و به رحمت او امیدوارند؛ و از عذاب او می‌ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهیز و وحشت است!///آنانند که می‌خوانند جویند بسوی پروردگار خویش دستاویز را هر کدام از ایشان است نزدیکتر و امیدوارند رحمتش را و می‌ترسند عذابش را همانا عذاب پروردگار تو است ترسناک‌///اینان (پیامبران و مؤمنان) کسانی‌اند که (پروردگارشان) را می‌خوانند و او را می‌خواهند در حالی‌که هر کدام از آنان (که به او) نزدیکترند (نزدیکترین) وسیله (های حرکت) به سوی پروردگارشان را می‌جویند و به رحمت او امیدوارند و از عذابش می‌ترسند. عذاب پروردگارت همواره ترسناک بوده است. quran_en_fa There is not a population but We shall destroy it before the Day of Judgment or punish it with a dreadful Penalty: that is written in the (eternal) Record. هیچ شهری [از شهرهای یاغیان و مفسدان] نیست مگر آنکه آن را پیش از قیامت [به عذاب] نابود می‌کنیم یا به عذابی سخت دچار می‌سازیم. انجام این کار در کتاب [لوح محفوظ] نگاشته شده است.///هیچ شهری [از شهرهای یاغیان و مفسدان] نیست مگر آنکه آن را پیش از قیامت [به عذاب] نابود می‌کنیم یا به عذابی سخت دچار می‌سازیم. انجام این کار در کتاب [لوح محفوظ] نگاشته شده است.///هیچ قریه‌اى نباشد مگر اینکه پیش از فرا رسیدن روز قیامت هلاکش مى‌کنیم یا به عذابى سخت گرفتارش مى‌سازیم. و این در آن کتاب نوشته شده است.///و هیچ شهرى نیست جز این که ما آن را [در صورت نافرمانى‌] پیش از روز قیامت به هلاکت مى‌رسانیم یا به عذابى سخت گرفتار مى‌سازیم. این [عقوبت‌] در کتاب الهى به قلم رفته است///و هیچ شهرى نیست مگر اینکه ما آن را [در صورت نافرمانى،] پیش از روز رستاخیز، به هلاکت مى‌رسانیم یا آن را سخت عذاب مى‌کنیم. این [عقوبت‌] در کتاب [الهى‌] به قلم رفته است.///و هیچ منطقه‌ی آبادى نیست، مگر آن که پیش از روز قیامت، [مردم] آن را هلاک مى‌کنیم یا [به خاطرگناهانشان] به شدت عذاب مى‌نماییم. این در کتاب الهى ثبت شده است.///و هیچ شهر و دیاری نیست جز آنکه ما پیش از ظهور روز قیامت اهل آن شهر را یا هلاک کرده یا به عذاب سخت معذب می‌کنیم. این حکم در کتاب (علم ازلی حق) مسطور است.///و هیچ شهری نیست مگر آنکه ما پیش از [فرارسیدن‌] روز قیامت نابودکننده یا عذاب‌کننده [اهل‌] آن به عذابی شدید هستیم، و این امر در لوح محفوظ نگاشته شده است‌///هیچ شهر و آبادی نیست مگر اینکه آن را پیش از روز قیامت هلاک می‌کنیم؛ یا (اگر گناهکارند،) به عذاب شدیدی گرفتارشان خواهیم ساخت؛ این، در کتاب الهی [= لوح محفوظ] ثبت است.///و نیست شهری جز آنکه مائیم نابودکننده آن پیش از روز قیامت یا عذاب‌کننده آن عذابی سخت بوده است این در کتاب نوشته‌///و هیچ قریه‌ای [: مجتمعی انسانی] نیست مگر اینکه ما آن را پیش از روز رستاخیز هلاک کننده‌ایم، یا آن را (در صورت استحقاق) به عذابی سخت دچار کننده‌ایم. این (جریان) در کتاب (علم و حکمت و قدرت الهی) ثبت شده بوده است. quran_en_fa And We refrain from sending the signs, only because the men of former generations treated them as false: We sent the she-camel to the Thamud to open their eyes, but they treated her wrongfully: We only send the Signs by way of terror (and warning from evil). و [ای پیامبر!] هیچ چیز، ما را از فرستادن معجزات [که همواره مشرکان و کافران خواهان آنند] باز نداشت جز اینکه پیشینیان، آن معجزات را تکذیب کردند [و به این سبب نابود شدند؛ واینان هم اگر به سویشان آید، تکذیب می‌کنند ونابود می‌شوند.] و به قوم ثمود [ازلابلای سنگ‌های کوه] ناقه دادیم که معجزه‌ای روشن بود، ولی به آن ستم کردند [و او را از پا درآوردند وبه عذاب مبتلا شدند] و ما معجزات را جز برای هشدار دادن به مردم نمی‌فرستیم.///و [ای پیامبر!] هیچ چیز، ما را از فرستادن معجزات [که همواره مشرکان و کافران خواهان آنند] باز نداشت جز اینکه پیشینیان، آن معجزات را تکذیب کردند [و به این سبب نابود شدند؛ واینان هم اگر به سویشان آید، تکذیب می‌کنند ونابود می‌شوند.] و به قوم ثمود [ازلابلای سنگ‌های کوه] ناقه دادیم که معجزه‌ای روشن بود، ولی به آن ستم کردند [و او را از پا درآوردند وبه عذاب مبتلا شدند] و ما معجزات را جز برای هشدار دادن به مردم نمی‌فرستیم.///ما را از نزول معجزات باز نداشت، مگر اینکه پیشینیان تکذیبش مى‌کردند. به قوم ثمود به عنوان معجزه‌اى روشنگر ماده‌شتر را دادیم. بر آن ستم کردند. و ما این معجزات را جز براى ترسانیدن نمى‌فرستیم.///و [چیزى‌] ما را از فرستادن معجزات [درخواستى مشرکان‌] باز نداشت جز این که پیشینیان، آن را دروغ پنداشتند و ما به قوم ثمود آن ماده شتر را به عنوان یک حجت روشن دادیم ولى به آن ستم کردند، و ما معجزه‌ها را صرفا براى بیم دادن مى‌فرستیم///و [چیزى‌] ما را از فرستادن معجزات باز نداشت جز اینکه پیشینیان، آنها را به دروغ گرفتند، و به ثمود ماده‌شتر دادیم که [پدیده‌اى‌] روشنگر بود، و [لى‌] به آن ستم کردند، و ما معجزه‌ها را جز براى بیم‌دادن [مردم‌] نمى‌فرستیم.///و هیچ چیز ما را از فرستادن آیات [و معجزاتی که مردم خواسته‌اند،] بازنداشت، جز این که امت‌هاى پیشین، آنها را تکذیب کردند. [و به این سبب نابود شدند.] ما به قوم ثمود ماده شترى دادیم که [معجزه‌ای] روشنگر بود، اما به آن ستم کردند. و ما معجزات را نمى‌فرستیم مگر براى بیم دادن.///و ما را از فرستادن آیات و معجزات (دلخواه آنان) جز تکذیب پیشینیان چیزی مانع نبود، و به ثمود (قوم صالح) آن ناقه را که آیتی روشن بود (و همه مشاهده کردند) بدادیم، اما درباره آن ظلم کردند (و ناقه را پی نمودند)، و ما معجزات و آیات را جز برای آنکه (مردم از خدا) بترسند (و هدایت شوند) نمی‌فرستیم.///و چیزی ما را از فرستادن معجزات باز نداشت مگر [همین امر] که پیشینیان آن را تکذیب کردند، و به ثمود ماده شتری که نشانه‌ای روشنگر بود، بخشیدیم، ولی در حق آن ستم کردند و ما [این گونه‌] معجزات را جز برای بیم دادن نمی‌فرستیم‌///هیچ چیز مانع ما نبود که این معجزات (درخواستی بهانه‌جویان) را بفرستیم جز اینکه پیشینیان (که همین درخواستها را داشتند، و با ایشان هماهنگ بودند)، آن را تکذیب کردند؛ (از جمله،) ما به (قوم) ثمود، ناقه دادیم؛ (معجزه‌ای) که روشنگر بود؛ اما بر آن ستم کردند (و ناقه را کشتند). ما معجزات را فقط برای بیم دادن (و اتمام حجت) می‌فرستیم.///و بازنداشت ما را از آنکه فرستیم آیتها را جز آنکه تکذیب کردند بدانها پیشینیان و دادیم به ثمود اشتر را بینا پس ستم کردند بدان و نمی‌فرستیم آیتها را جز ترساندن را///و (چیزی) ما را از اینکه (خاتم پیامبران را) با نشانه‌ها (ی بصری) بفرستیم باز نداشت، جز اینکه پیشینیان، با آنها (همان) نشانه‌ها را تکذیب کردند. و به ثمود ماده شتر دادیم، در حالی‌که (نشانه‌ای) بینا کننده بود. پس به آن ستم کردند. و ما (پیامبران را) با (آن) نشانه‌ها جز برای ترساندن (مردمان) نمی‌فرستیم. quran_en_fa Behold! We told thee that thy Lord doth encompass mankind round about: We granted the vision which We showed thee, but as a trial for men,- as also the Cursed Tree (mentioned) in the Qur'an: We put terror (and warning) into them, but it only increases their inordinate transgression! و [یاد کن] هنگامی را که به تو گفتیم: یقینا پروردگارت [از هر جهت] به مردم احاطه کامل دارد و آن خوابی را که به تو نشان دادیم و نیز درخت لعنت شده در قرآن را [که مصداقش درخت زقوم، بنی امیه، طاغیان و یاغیانند] جز برای آزمایش مردم قرار ندادیم؛ و ما آنان را [از عاقبت شرک و کفر] هشدار می‌دهیم، ولی در آنان جز طغیانی بزرگ نمی‌افزاید!!///و [یاد کن] هنگامی را که به تو گفتیم: یقینا پروردگارت [از هر جهت] به مردم احاطه کامل دارد و آن خوابی را که به تو نشان دادیم و نیز درخت لعنت شده در قرآن را [که مصداقش درخت زقوم، بنی امیه، طاغیان و یاغیانند] جز برای آزمایش مردم قرار ندادیم؛ و ما آنان را [از عاقبت شرک و کفر] هشدار می‌دهیم، ولی در آنان جز طغیانی بزرگ نمی‌افزاید!!///و آنگاه که تو را گفتیم: پروردگارت بر همه مردم احاطه دارد. و آنچه در خواب به تو نشان دادیم و داستان درخت ملعون که در قرآن آمده است چیزى جز آزمایش مردم نبود. ما مردم را مى‌ترسانیم ولى تنها به کفر و سرکشیشان افزوده مى‌شود.///و آن‌گاه که به تو گفتیم: به راستى پروردگارت بر مردم احاطه دارد، و خوابى را که به تو نمایاندیم و نیز آن درخت نفرین شده در قرآن را صرفا براى امتحان مردم قرار دادیم، و ما آنها را مى‌ترسانیم اما آنها را جز سرکشى بزرگ نمى‌افزاید///و [یاد کن‌] هنگامى را که به تو گفتیم: «به راستى پروردگارت بر مردم احاطه دارد.» و آن رؤیایى را که به تو نمایاندیم، و [نیز] آن درخت لعنت شده در قرآن را جز براى آزمایش مردم قرار ندادیم؛ و ما آنان را بیم مى‌دهیم، ولى جز بر طغیان بیشتر آنها نمى‌افزاید.///و [به یادآور] آن‌گاه که به تو گفتیم: «پروردگارت بر مردم احاطه دارد.» و آن رؤیایى را که نشانت دادیم، و آن درخت نفرین شده در قرآن را، جز براى آزمایش مردم قرار ندادیم. و ما مردم را بیم مى‌دهیم، ولى [هشدار ما] جز طغیان و سرکشى بزرگ، چیزى بر آنان نمى‌افزاید.///و (ای رسول ما، به یاد آر) وقتی که به تو گفتیم خدا البته به (همه افعال و افکار) مردم محیط است، و ما رؤیایی را که به تو ارائه دادیم و درختی را که به لعن در قرآن یاد شده (درخت نژاد بنی امیه و همه ظالمان عالم) قرار ندادیم جز برای آزمایش و امتحان مردم. و ما آنها را می‌ترسانیم و لیکن آیات بر آنها (از فرط شقاوت) جز طغیان بزرگ چیزی نیفزاید.///و چنین بود که با تو گفتیم که پروردگارت بر همه مردمان احاطه دارد، و رؤیایی را که به تو نمایاندیم و شجره نفرین شده در قرآن را جز برای آزمون مردم قرار ندادیم، و ایشان را بیم می‌دهیم ولی جز بر طغیان شدید آنان نمی‌افزاید///(به یاد آور) زمانی را که به تو گفتیم: «پروردگارت احاطه کامل به مردم دارد؛ (و از وضعشان کاملا آگاه است.) و ما آن رؤیایی را که به تو نشان دادیم، فقط برای آزمایش مردم بود؛ همچنین شجره ملعونه [= درخت نفرین شده‌] را که در قرآن ذکر کرده‌ایم. ما آنها را بیم داده (و انذار) می‌کنیم؛ اما جز طغیان عظیم، چیزی بر آنها نمی‌افزاید!»///و هنگامی که گفتیم تو را که پروردگار تو فراگرفته است بر مردم و نگردانیدیم خوابی را که نمودیمت جز آزمایشی برای مردم و آن درخت لعنت شده را در قرآن و می‌ترسانیمشان پس نیفزایدشان مگر سرکشی بزرگ‌///و چون برایت گفتیم: «به‌راستی پروردگارت به مردم احاطه داشته‌» و آن رؤیایی را که به تو نمایاندیم و (نیز) آن درخت لعنت‌شده در قرآن را، جز آزمایشی آتشین برای مردمان قرار ندادیم. و ما بیمشان می‌دهیم، پس ایشان را بجز طغیانی بزرگ نمی‌افزاید. quran_en_fa Behold! We said to the angels: "Bow down unto Adam": They bowed down except Iblis: He said, "Shall I bow down to one whom Thou didst create from clay?" و [یاد کن] هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید. پس همه سجده کردند مگر ابلیس که گفت: آیا برای کسی که او را از گل آفریدی، سجده کنم؟!///و [یاد کن] هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید. پس همه سجده کردند مگر ابلیس که گفت: آیا برای کسی که او را از گل آفریدی، سجده کنم؟!///و به فرشتگان گفتیم: آدم را سجده کنید. همگان جز ابلیس سجده کردند. گفت: آیا براى کسى که از گل آفریده‌اى سجده کنم؟///و هنگامى که به فرشتگان گفتیم: براى آدم سجده کنید. پس همه سجده کردند، جز ابلیس که گفت: آیا کسى را که از گل آفریده‌اى سجده کنم///و هنگامى را که به فرشتگان گفتیم: «براى آدم سجده کنید» پس [همه‌] جز ابلیس سجده کردند. گفت: «آیا براى کسى که از گل آفریدى سجده کنم؟»///و به [یادآور] زمانى که به فرشتگان گفتیم: «براى آدم سجده کنید.» پس همه جز ابلیس سجده کردند، او گفت: «آیا براى کسى سجده کنم که [او را] از گل آفریده‌اى؟!»///و (یاد آر) وقتی که فرشتگان را امر به سجده آدم کردیم پس همه سجده کردند جز شیطان که گفت: آیا من سجده به آدمی که از گل آفریدی فرود آرم؟!///و چنین بود که به فرشتگان گفتیم بر آدم سجده برید، آنگاه همه سجده بردند، جز ابلیس که گفت آیا بر کسی سجده برم که او را از گل آفریده‌ای؟///(به یاد آورید) زمانی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» آنها همگی سجده کردند، جز ابلیس که گفت: «آیا برای کسی سجده کنم که او را از خاک آفریده‌ای؟!»///و هنگامی که گفتیم به فرشتگان سجده کنید برای آدم پس سجده کردند جز ابلیس گفت آیا سجده کنم برای آنکه آفریدی گل‌///و چون به فرشتگان گفتیم: برای (شکرانة یادگیری از) آدم (خدا را) سجده کنید» پس (همه) سجده کردند، جز ابلیس (که) گفت: «آیا برای کسی که در حال گل بودن (او را) آفریدی سجده کنم‌؟» quran_en_fa He said: "Seest Thou? this is the one whom Thou hast honoured above me! If Thou wilt but respite me to the Day of Judgment, I will surely bring his descendants under my sway - all but a few!" [سپس] گفت: مرا خبر ده این کسی که او را بر من برتری دادی [سببش چه بود؟] اگر تا قیامت مهلتم بخشی، بی تردید فرزندانش را جز اندکی لجام می‌زنم [و به دنبال خود به عرصه هلاکت و نابودی می‌کشم.]///[سپس] گفت: مرا خبر ده این کسی که او را بر من برتری دادی [سببش چه بود؟] اگر تا قیامت مهلتم بخشی، بی تردید فرزندانش را جز اندکی لجام می‌زنم [و به دنبال خود به عرصه هلاکت و نابودی می‌کشم.]///و گفت: با من بگوى چرا این را بر من برترى نهاده‌اى؟ اگر مرا تا روز قیامت مهلت دهى، بر فرزندان او، جز اندکى، مهار زنم.///گفت: به من بگو، آیا این همان است که بر من برترى دادى؟ اگر تا روز قیامت مهلتم دهى، قطعا نسل او را افسار مى‌زنم جز اندکى را/// [سپس‌] گفت: «به من بگو: این کسى را که بر من برترى دادى [براى چه بود]؟ اگر تا روز قیامت مهلتم دهى قطعا فرزندانش را -جز اندکى [از آنها] - ریشه‌کن خواهم کرد.»///و گفت: «به من خبر ده، این است آن کسى که بر من گرامى داشتى؟ اگر تا قیامت مهلتم دهى، یقینا بر نسل او افسار می­زنم و آنان را به زیر سلطه مى‌کشانم، مگر اندکى را [که مخلصند و توان فریب آنان را ندارم].»///گفت: با من بگو آیا این آدم خاکی را بر من فضیلت و برتری دادی؟ (ای خدا) اگر اجل مرا تا قیامت به تأخیر افکنی به جز قلیلی (چون معصومین و خواص مؤمنین) همه اولاد آدم را مهار می‌کنم (و به دار هلاک می‌کشانم).///[همچنین‌] گفت خواهی دید که همین کسی که بر من برتری‌اش دادی اگر مرا تا روز قیامت بازپس داری [مهلت دهی‌] همه زاد و رود او جز اندکی را از راه به در برم‌///(سپس) گفت: «به من بگو، این کسی را که بر من برتری داده‌ای (به چه دلیل بوده است؟) اگر مرا تا روز قیامت زنده بگذاری، همه فرزندانش را، جز عده کمی، گمراه و ریشه‌کن خواهم ساخت!»///گفت آیا دیده باشی این را که تو بر من برتری دادی اگر مرا بگذاری تا روز قیامت هر آینه مهار کنم (یا براندازم) فرزندان او را مگر کمی را///(ابلیس) گفت: «آیا خود را (بخوبی) دیدی‌؟ این کس را (نسبت) به من گرامی داشتی؟ اگر تا روز قیامت (عمر) مرا تأخیر اندازی حتما نسلش را - جز اندکی - همواره افسار خواهم کرد.» quran_en_fa (Allah) said: "Go thy way; if any of them follow thee, verily Hell will be the recompense of you (all)- an ample recompense. خدا فرمود: برو که از آنان هر کس تو را پیروی کند، قطعا دوزخ کیفرتان خواهد بود، کیفری سخت و کامل.///خدا فرمود: برو که از آنان هر کس تو را پیروی کند، قطعا دوزخ کیفرتان خواهد بود، کیفری سخت و کامل.///گفت: برو، جزاى تو و هر کس که پیرو تو گردد جهنم است، که کیفرى تمام است.///گفت: برو، هر کس از آنان تو را پیروى کند، مسلما جهنم سزایتان خواهد بود که سزایى تمام است///فرمود: «برو که هر کس از آنان تو را پیروى کند مسلما جهنم سزایتان خواهد بود که کیفرى تمام است.///[خداوند به ابلیس] فرمود: «برو! هر کس از آدمیان از تو پیروى کند، قطعا کیفرتان دوزخ است، کیفرى سخت و کامل!///خدا به شیطان گفت: برو که هر کس از اولاد آدم پیرو تو گردد با تو به دوزخ که پاداش کامل شماست کیفر خواهد شد.///[خداوند] فرمود برو که هر کس از ایشان از تو پیروی کند، جهنم جزای شما خواهد بود که جزایی بسنده است‌///فرمود: «برو! هر کس از آنان از تو تبعیت کند، جهنم کیفر شماست، کیفری است فراوان!///گفت برو که هر که پیرویت کند از ایشان همانا دوزخ است پاداش شما پاداشی تمام داده‌///(خدا) فرمود: «برو، پس هر کس از آنان تو را پیروی کند، بی‌گمان جهنم - که کیفری فراوان است- سزای شماست.» quran_en_fa "Lead to destruction those whom thou canst among them, with thy (seductive) voice; make assaults on them with thy cavalry and thy infantry; mutually share with them wealth and children; and make promises to them." But Satan promises them nothing but deceit. از آنان هر که را توانستی با آوازت [به سوی باطل] برانگیز، و [برای راندنشان به سوی طغیان و گناه] با سواره‌ها و پیاده هایت بر آنان بانگ زن، و با آنان [از راه سوق دادنشان به حرام] در اموال و [از طریق وسوسه کردنشان به زنا] در اولاد شریک شو، و به آنان وعده [دروغ] بده [که از قیامت، حسابرسی، بهشت و دوزخ خبری نیست] و شیطان آنان را جز از روی باطل و دروغ وعده نمی‌دهد.///از آنان هر که را توانستی با آوازت [به سوی باطل] برانگیز، و [برای راندنشان به سوی طغیان و گناه] با سواره‌ها و پیاده هایت بر آنان بانگ زن، و با آنان [از راه سوق دادنشان به حرام] در اموال و [از طریق وسوسه کردنشان به زنا] در اولاد شریک شو، و به آنان وعده [دروغ] بده [که از قیامت، حسابرسی، بهشت و دوزخ خبری نیست] و شیطان آنان را جز از روی باطل و دروغ وعده نمی‌دهد.///با فریاد خویش هر که را توانى از جاى برانگیز و به یارى سواران و پیادگانت بر آنان بتاز و در مال و فرزند با آنان شرکت جوى و به آنها وعده بده. و حال آنکه شیطان جز به فریبى وعده‌شان ندهد.///و از ایشان هر که را توانستى به آواى خود تحریک کن و با سواران و پیادگانت بر آنها بتاز، و با آنها در اموال و اولاد شریک شو، و به ایشان وعده بده، ولى شیطان جز از روى فریب به آنها وعده نمى‌دهد///و از ایشان هر که را توانستى با آواى خود تحریک کن و با سواران و پیادگانت بر آنها بتاز و با آنان در اموال و اولاد شرکت کن و به ایشان وعده بده»، و شیطان جز فریب به آنها وعده نمى‌دهد.///و [اى شیطان!] هر کس از مردم را مى‌توانى با صداى خود بلغزان و نیروهاى سواره و پیاده‌ات را ضد آنان گسیل دار، و در اموال و فرزندان با آنان شریک شو، و به آنان وعده بده. و شیطان جز فریب، وعده‌اى به آنان نمى‌دهد.///(برو) و هر که را توانستی با آواز خود تحریک کن و به لغزش افکن، و با جمله لشکر سوار و پیاده‌ات بر آنها بتاز و در اموال و اولاد هم با ایشان شریک شو و به آنها وعده (های دروغ و فریبنده) بده، و (ای بندگان بدانید که) وعده شیطان چیزی جز غرور و فریب نخواهد بود.///و هر کس را که توانی از ایشان به بانگ خویش از جای ببر و سوارگان و پیادگانت را بر سر ایشان بتاز و با آنان در اموال و اولاد شریک شو، و به آنان وعده‌ [های رنگین‌] بده، و شیطان وعده‌ای جز فریب به آنان نمی‌دهد///هر کدام از آنها را می‌توانی با صدایت تحریک کن! و لشکر سواره و پیاده‌ات را بر آنها گسیل دار! و در ثروت و فرزندانشان شرکت جوی! و آنان را با وعده‌ها سرگرم کن! -ولی شیطان، جز فریب و دروغ، وعده‌ای به آنها نمی‌دهد-///و بلغزان هر که را توانستی از ایشان به آواز خود و تاخت آور بر ایشان با سواره و پیاده خویش و شرکت کن با ایشان در مالها و فرزندان و وعده بده ایشان را و وعده نمی‌دهد ایشان را شیطان مگر فریب‌///«و از ایشان هر که را توانستی با آوای خود بیهوده تحریک کن و با سوارگان و پیادگانت بر آنان بتاز و در اموال و اولادشان مشارکت کن و «به ایشان وعده بده. ‌» و شیطان جز فریبی به آنها وعده نمی‌دهد. quran_en_fa "As for My servants, no authority shalt thou have over them:" Enough is thy Lord for a Disposer of affairs. [ولی آگاه باش که] یقینا تو را بر بندگانم هیچ تسلطی نیست، و کافی است که پروردگارت نگهبان و کارساز [آنان] باشد.///[ولی آگاه باش که] یقینا تو را بر بندگانم هیچ تسلطی نیست، و کافی است که پروردگارت نگهبان و کارساز [آنان] باشد.///تو را بر بندگان من هیچ تسلطى نباشد و پروردگار تو براى نگهبانیشان کافى است.///به یقین، تو را بر بندگان [صالح‌] من تسلطى نیست، و کفالت پروردگارت بس است/// «در حقیقت، تو را بر بندگان من تسلطى نیست، و حمایتگرى [چون‌] پروردگارت بس است.»///قطعا تو بر بندگان [خالص­شده‌ی] من تسلطى ندارى. و حمایت و نگهبانى پروردگارت [براى آنان] کافى است.»///همانا تو را بر بندگان (خاص) من تسلط نیست و تنها محافظت و نگهبانی خدای تو (ای رسول، از شیطان آنها را) کافی است.///بدان که بر بندگان من سلطه نداری و پروردگارت کارسازی را بسنده است‌///(اما بدان) تو هرگز سلطه‌ای بر بندگان من، نخواهی یافت (و آنها هیچ‌گاه به دام تو گرفتار نمی‌شوند)! همین قدر کافی است که پروردگارت حافظ آنها باشد.»///همانا بندگان من نیستت بر ایشان فرمانروائیی و بس است پروردگار تو کارگزاری‌///«بی‌گمان برای تو بر بندگان ویژه‌ی من (هیچ‌گونه) سلطه‌ای نیست. و حمایتگری و کارسازی پروردگارت (برای آنان) بس است‌.» quran_en_fa Your Lord is He That maketh the Ship go smoothly for you through the sea, in order that ye may seek of his Bounty. For he is unto you most Merciful. پروردگارتان کسی است که کشتی‌ها را در دریا برای شما روان می‌کند تا [با رفتن از اقلیمی به اقلیم دیگر] از رزقش بطلبید؛ زیرا او همواره به شما مهرباناست.///پروردگارتان کسی است که کشتی‌ها را در دریا برای شما روان می‌کند تا [با رفتن از اقلیمی به اقلیم دیگر] از رزقش بطلبید؛ زیرا او همواره به شما مهرباناست.///پروردگار شماست که کشتى را در دریا مى‌راند تا از فضل او روزى خود به چنگ آرید، زیرا با شما مهربان است.///پروردگار شما کسى است که کشتى را در دریا براى شما به حرکت در مى‌آورد تا از فضل او روزى بجویید همانا او همواره به شما مهربان است///پروردگار شما کسى است که کشتى را در دریا براى شما به حرکت در مى‌آورد، تا از فضل او براى خود بجویید، چرا که او همواره به شما مهربان است.///پروردگار شما کسى است که برایتان کشتى را در دریا به حرکت درمى‌آورد، تا با تلاش خود از فضل و رحمتش بهره برید. البته او همواره نسبت به شما مهربان است.///پروردگار شما همان است که به دریا برای شما کشتی‌ها را به حرکت می‌آورد تا از فضل خدا (یعنی روزی) طلبید، که او درباره شما بسیار مهربان است.///پروردگار شماست که کشتی را برای شما در دریا روان می‌کند تا از فضل او [روزی خویش را] بجویید، چرا که او با شما مهربان است‌///پروردگارتان کسی است که کشتی را در دریا برای شما به حرکت درمی‌آورد، تا از نعمت او بهره‌مند شوید؛ او نسبت به شما مهربان است.///پروردگار تو است آنکه می‌راند برای شما کشتی را در دریا تا بجوئید از فضلش همانا او است به شما مهربان‌///پروردگار شما کسی است که کشتی را در دریا (از امواج سهمگینش) برای شما از جای بر می‌کند، تا از فضل او (برای خود) بجویید. او (نسبت) به شما رحمتگری ویژه بوده است. quran_en_fa When distress seizes you at sea, those that ye call upon - besides Himself - leave you in the lurch! but when He brings you back safe to land, ye turn away (from Him). Most ungrateful is man! و زمانی که در دریا سختی و آسیبی به شما رسد، هر که را جز او می‌خوانید ناپدید و گم می‌شود، و هنگامی که شما را [با سوق دادنتان] به سوی خشکی نجات دهد [از خدا] روی می‌گردانید. و انسان [با اینکه الطاف خدا را همواره در زندگی خود لمس می‌کند] بسیار ناسپاس است.///و زمانی که در دریا سختی و آسیبی به شما رسد، هر که را جز او می‌خوانید ناپدید و گم می‌شود، و هنگامی که شما را [با سوق دادنتان] به سوی خشکی نجات دهد [از خدا] روی می‌گردانید. و انسان [با اینکه الطاف خدا را همواره در زندگی خود لمس می‌کند] بسیار ناسپاس است.///چون در دریا شما را گزند رسد، همه آنهایى که مى‌پرستید از نظرتان محو شوند، مگر او. و چون شما را به ساحل نجات برساند از او رویگردان شوید، زیرا آدمى ناسپاس است.///و چون در دریا به شما خطرى برسد، آن که را مى‌خوانید گم مى‌شود جز او، و چون خدا شما را به سوى خشکى نجات داد روى مى‌گردانید و انسان بسیار ناسپاس است///و چون در دریا به شما صدمه‌اى برسد، هر که را جز او مى‌خوانید ناپدید [و فراموش‌] مى‌گردد، و چون [خدا] شما را به سوى خشکى رهانید، رویگردان مى‌شوید، و انسان همواره ناسپاس است.///و هرگاه در دریا به شما محنت و رنج رسد، هر که را جز خداوند بخوانید، محو و گم مى‌شود. پس چون شما را نجات دهد و به خشکى رساند، از او روی مى‌گردانید. و انسان بسیار ناسپاس است.///و چون در دریا به شما خوف و خطری رسد در آن حال به جز خدا همه آنهایی که به خدایی می‌خوانید از یاد شما بروند، و آن‌گاه که خدا شما را به ساحل سلامت رسانید باز از خدا روی می‌گردانید، و انسان بسیار کفر کیش و ناسپاس است.///و چون در دریا بلایی دامن‌گیرتان شود، هر چه به دعایش می‌خوانید [و به ناحق می‌پرستید] جز او ناپدید می‌گردد آنگاه چون شما را برهاند و به خشکی برساند [از او] روی بر می‌گردانید و انسان ناسپاس است‌///و هنگامی که در دریا ناراحتی به شما برسد، جز او، تمام کسانی را که (برای حل مشکلات خود) می‌خوانید، فراموش می‌کنید؛ اما هنگامی که شما را به خشکی نجات دهد، روی می‌گردانید؛ و انسان، بسیار ناسپاس است!///و هرگاه برسد شما را رنجی در دریا گم است آنکه بخوانیدش جز او تا گاهی که رهائیتان داد بسوی دشت روی گردانیدید و بوده است انسان بسیار ناسپاس‌///و هنگامی که در دریا به شما زیان (فراگیر) در رسد، هر که را جز او می‌خوانید و می‌خواهید ناپدید گردد. پس هنگامی‌که (خدا) شما را فراسوی خشکی رهانید (از همو) رویگردان می‌شوید. و (نوع) انسان بسی کافر (یا) کفران‌کننده بوده است. quran_en_fa Do ye then feel secure that He will not cause you to be swallowed up beneath the earth when ye are on land, or that He will not send against you a violent tornado (with showers of stones) so that ye shall find no one to carry out your affairs for you? آیا ایمن هستید از اینکه شما را در کنار خشکی [در زمین] فرو برد، یا بر شما توفانی از شن و سنگریزه فرستد، سپس برای خود حافظ و نگهبانی نیابید؟!///آیا ایمن هستید از اینکه شما را در کنار خشکی [در زمین] فرو برد، یا بر شما توفانی از شن و سنگریزه فرستد، سپس برای خود حافظ و نگهبانی نیابید؟!///آیا ایمنى دارید از اینکه ناگهان در ساحل دریا شما را در زمین فرو برد، یا تندبادى ریگ‌بار بر شما بینگیزد و براى خود هیچ نگهبانى نیابید؟///مگر ایمن شده‌اید از این که شما را در کنار خشکى به زمین فرود برد یا بر شما طوفانى از سنگریزه‌ها بفرستد که براى خود مدافعى نیابید///مگر ایمن شدید از اینکه شما را در کنار خشکى در زمین فرو برد یا بر شما طوفانى از سنگریزه‌ها بفرستد، سپس براى خود نگاهبانى نیابید.///پس آیا ایمن شده‌اید از این که شما را در ناحیه‌ى خشکى فروبرد؟ یا باران ریگ بر شما ببارد؟ سپس کارسازی براى خود نیابید.///آیا مگر ایمنید از این که شما را در خشکی زمین فرو برد یا (تندباد غضبش) بر سرتان سنگ بارد، آن‌گاه بر خود پناه و نگهبانی نیابید؟!///پس آیا ایمنید از اینکه شما را در گوشه‌ای از خشکی به زمین فرو برد، یا بر سر شما شن‌بادی بفرستد آنگاه برای خویش نگهبانی نیابید؟///آیا از این ایمن هستید که در خشکی (با یک زلزله شدید) شما را در زمین فرو ببرد، یا طوفانی از سنگریزه بر شما بفرستد (و در آن مدفونتان کند)، سپس حافظ (و یاوری) برای خود نیابید؟!///آیا ایمن شدید که فروبرد شما را در یک سوی دشت یا بفرستد بر شما طوفان سنگریزه را پس نیابید برای خویش نگهبانی‌///پس آیا ایمن شدید (از این) که (خدا) به واسطه‌ی (شرک) شما بخشی از خشکی (در زمین) را بشکافد، و (با فرو بردنتان در آن) چهره‌تان را بپوشاند یا بر شما طوفانی از شن بفرستد، سپس برای خودتان نگهبان کارسازی نیابید؟ quran_en_fa Or do ye feel secure that He will not send you back a second time to sea and send against you a heavy gale to drown you because of your ingratitude, so that ye find no helper. Therein against Us? یا ایمن هستید از اینکه بار دیگر شما را به دریا برگرداند، پس توفانی سخت که با خود ریگ و سنگ می‌آورد بر شما فرستد و به سبب اینکه ناسپاسی کردید غرقتان کند؟ آن گاه در برابر کار ما برای خود پی گیر و دفاع کننده‌ای نخواهید یافت.///یا ایمن هستید از اینکه بار دیگر شما را به دریا برگرداند، پس توفانی سخت که با خود ریگ و سنگ می‌آورد بر شما فرستد و به سبب اینکه ناسپاسی کردید غرقتان کند؟ آن گاه در برابر کار ما برای خود پی گیر و دفاع کننده‌ای نخواهید یافت.///یا ایمنى دارید از اینکه بار دیگر شما را به دریا باز گرداند و طوفانى سهمناک و کشتى‌شکن بفرستد و به خاطر کفرانى که ورزیده‌اید غرقتان سازد و کسى که ما را از کارمان بازخواست کند نیابید؟///یا مگر ایمن شده‌اید از این که بار دیگر شما را به دریا بازگرداند و تندبادى شکننده بر شما بفرستد و به سزاى کفرتان شما را غرق کند، آن‌گاه براى نجات خود در برابر ما پى‌گیرى کننده نیابید///یا [مگر] ایمن شدید از اینکه بار دیگر شما را در آن [دریا] باز گرداند و تندبادى شکننده بر شما بفرستد و به سزاى آنکه کفر ورزیدید غرقتان کند؛ آنگاه براى خود در برابر ما کسى را نیابید که آن را دنبال کند؟///یا ایمن شده‌اید از این که خداوند دوباره شما را به دریا ببرد و طوفانى شکننده بر شما بفرستد؟ پس شما را به خاطر کفرتان غرق کند. آن‌گاه براى خود هیچ دادخواه و پی‌جویى در برابر قهر ما نیابید.///یا مگر از آن ایمنید که بار دیگر خدا شما را به اراده خود به دریا برگرداند و تندبادی بفرستد تا همه را به کیفر کفر به دریا غرق سازد؟ آن‌گاه کسی را از (قهر) ما بدان غرقه کردن دادخواه و فریادرس خود نیابید؟!///یا آیا ایمنید از اینکه بار دیگر شما را به آن [دریا] بازگرداند و بر سر شما تندبادی کشتی شکن بفرستد و شما را به خاطر کفر و کفرانتان غرقه سازد، آنگاه در این امر برای خویش در برابر ما خونخواهی نیابید///یا اینکه ایمن هستید که بار دیگر شما را به دریا بازگرداند، و تندباد کوبنده‌ای بر شما بفرستد، و شما را بخاطر کفرتان غرق کند، سپس دادخواه و خونخواهی در برابر ما پیدا نکنید؟!///یا ایمن شدید که بازگرداند شما را در آن بار دیگری پس بفرستد بر شما خردکننده‌ای (و شکننده‌ای) از باد تا غرق کند شما را بدانچه ناسپاسی کردید سپس نیابید برای خویش بر ما بدان خونخواه و نه یاوری را///یا ایمن شدید (از این) که بار دیگر شما را به (آن) دریا بازگرداند، پس تندبادی از جای کننده بر شما بفرستد. پس به (سزای) آنچه کفر ورزیدید غرقتان کند، (و) آنگاه برای خودتان در برابر ما (نسبت) به آن (عذاب، دادستان و) پی‌جویی نیابید؟ quran_en_fa We have honoured the sons of Adam; provided them with transport on land and sea; given them for sustenance things good and pure; and conferred on them special favours, above a great part of our creation. به یقین فرزندان آدم را کرامت دادیم، و آنان را در خشکی و دریا [بر مرکب هایی که در اختیارشان گذاشتیم] سوار کردیم، و به آنان از نعمت‌های پاکیزه روزی بخشیدیم، وآنان را بر بسیاری از آفریده‌های خود برتری کامل دادیم.///به یقین فرزندان آدم را کرامت دادیم، و آنان را در خشکی و دریا [بر مرکب هایی که در اختیارشان گذاشتیم] سوار کردیم، و به آنان از نعمت‌های پاکیزه روزی بخشیدیم، وآنان را بر بسیاری از آفریده‌های خود برتری کامل دادیم.///ما فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم و بر دریا و خشکى سوار کردیم و از چیزهاى خوش و پاکیزه روزى دادیم و بر بسیارى از مخلوقات خویش برتریشان نهادیم.///و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم و آنها را در خشکى و دریا سیر دادیم و از نعمت‌هاى پاکیزه روزى بخشیدیم و آنها را بر بسیارى از مخلوقات خود برترى دادیم، برترى کامل///و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم، و آنان را در خشکى و دریا [بر مرکبها] برنشاندیم، و از چیزهاى پاکیزه به ایشان روزى دادیم، و آنها را بر بسیارى از آفریده‌هاى خود برترى آشکار دادیم.///و بی‌گمان فرزندان آدم را گرامى داشتیم. و آنان را در خشکى و دریا [بر مرکب‌ها] حمل کردیم و از چیزهاى پاکیزه روزى‌شان دادیم و آنان را بر بسیارى از آفریده‌هاى خود برترى کامل دادیم.///و محققا ما فرزندان آدم را بسیار گرامی داشتیم و آنها را (بر مرکب) در بر و بحر سوار کردیم و از هر غذای لذیذ و پاکیزه آنها را روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از مخلوقات خود برتری و فضیلت کامل بخشیدیم.///و به راستی که فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا [بر مرکب مراد] روانه داشتیم و به ایشان از پاکیزه‌ها روزی دادیم و آنان را بر بسیاری از آنچه آفریده‌ایم، چنانکه باید و شاید برتری بخشیدیم‌///ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم؛ و آنها را در خشکی و دریا، (بر مرکبهای راهوار) حمل کردیم؛ و از انواع روزیهای پاکیزه به آنان روزی دادیم؛ و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده‌ایم، برتری بخشیدیم.///و همانا گرامی داشتیم فرزندان آدم را و سوارشان کردیم در دشت و دریا و روزیشان دادیم از پاکیزه‌ها و برتریشان دادیم بر بسیاری از آنان که آفریدیم برتری‌دادنی‌///و ما همواره فرزندان آدم را به‌راستی گرامی داشتیم. و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکب‌ها) حمل کردیم. و از پاکیزه‌ها به ایشان روزی دادیم. و آنها را بر بسیاری از کسانی که آفریدیم برتری دادیم (آن هم) برتری (ویژه) ‌ای. quran_en_fa One day We shall call together all human beings with their (respective) Imams: those who are given their record in their right hand will read it (with pleasure), and they will not be dealt with unjustly in the least. [یاد کن] روزی را که هر گروهی از مردم را با پیشوایشان می‌خوانیم؛ پس کسانی که نامه اعمالشان را به دست راستشان دهند، پس آنان نامه خود را [با شادی و خوشحالی] می‌خوانند و به اندازه رشته میان هسته خرما مورد ستم قرار نمی‌گیرند.///[یاد کن] روزی را که هر گروهی از مردم را با پیشوایشان می‌خوانیم؛ پس کسانی که نامه اعمالشان را به دست راستشان دهند، پس آنان نامه خود را [با شادی و خوشحالی] می‌خوانند و به اندازه رشته میان هسته خرما مورد ستم قرار نمی‌گیرند.///روزى که هر گروه از مردم را به پیشوایانشان بخوانیم، نامه هر که به دست راستش داده شود، چون بخواند بیند که به اندازه رشته باریکى که درون هسته خرماست، به او ستم نشده است.///روزى که هر گروهى را با امامشان فرا مى‌خوانیم، پس هر که نامه او به دست راستش داده شود آنها نامه‌ى خود را مى‌خوانند و ذره‌اى به آنها ستم نمى‌رود/// [یاد کن‌] روزى را که هر گروهى را با پیشوایشان فرا مى‌خوانیم. پس هر کس کارنامه‌اش را به دست راستش دهند، آنان کارنامه خود را مى‌خوانند و به قدر نخک هسته خرمایى به آنها ستم نمى‌شود.///[یاد کن‌] روزى که هر گروهى از مردم را با پیشوایشان فرامى‌خوانیم، پس هر کس نامه عملش به دست راستش داده شود، آنان نامه‌ى خود را [با شادى] مى‌خوانند. و کمترین ستمى بر آنان نمى‌شود.///(به یاد آر) روزی که ما هر گروهی از مردم را با پیشوایشان (به پیشگاه حقیقت) می‌خوانیم، پس هر کس نامه عملش را به دست راست دهند آنها نامه خود را قرائت کنند و کمترین ستمی به آنها نخواهد شد.///روزی که هر گروه از مردم را با امامشان فراخوانیم، کسانی که کارنامه‌شان به دست راستشان داده شود، کارنامه خود را [شادمانه‌] می‌خوانند و به آنان به اندازه ذره ناچیزی هم ستم نرود///(به یاد آورید) روزی را که هر گروهی را با پیشوایشان می‌خوانیم! کسانی که نامه عملشان به دست راستشان داده شود، آن را (با شادی و سرور) می‌خوانند؛ و بقدر رشته شکاف هسته خرمایی به آنان ستم نمی‌شود!///روزی که بخوانیم هر مردمی را به پیشوای ایشان پس آنکو داده شود کتابش را به دست راستش آنان بخوانند کتاب خود را و ستم نشوند به اندازه تار میان هسته خرما///روزی که هر گروهی (از مکلفان) را با پیشوایشان فرا می‌خوانیم، پس هر کس کارنامه‌اش به دست راستش داده شود (نشانه‌ی نجات اوست)، پس اینان کارنامه‌ی خودشان را می‌خوانند. و به اندازة نخک هسته‌ی خرمایی (هم) به آنان ستم نمی‌شود. quran_en_fa But those who were blind in this world, will be blind in the hereafter, and most astray from the Path. و کسی که در این دنیا کوردل باشد، در آخرت هم کوردل و گمراه‌تر است.///و کسی که در این دنیا کوردل باشد، در آخرت هم کوردل و گمراه‌تر است.///و هر که در این دنیا نابینا باشد، در آخرت نیز نابینا و گمراه‌تر است.///و هر که در این دنیا کور [دل‌] باشد در آخرت هم کور و گمراه‌تر خواهد بود///و هر که در این [دنیا] کور [دل‌] باشد در آخرت [هم‌] کور [دل‌] و گمراهتر خواهد بود.///و هر کس در این دنیا کوردل و گمراه باشد، در آخرت نیز کور، و گمراه‌تر خواهد بود.///هر کس در این جهان نابینا (ی کفر و جهل و ضلالت) است در عالم آخرت نیز (از مشاهده بهشتیان و شهود و جمال حق) نابینا و گمراه‌تر خواهد بود.///و هر کس که در اینجا کوردل باشد، همو در آخرت هم کوردل و گمراه است‌///اما کسی که در این جهان (از دیدن چهره حق) نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراهتر است!///و آنکه بوده است در این (دنیا) کور پس او است در آخرت کورتر و گمراه‌تر در راه‌///و هر کس در این (دنیا) کور (دل) بوده، پس او در آخرت (چشم و دلش) کور و گمراه‌تر است. quran_en_fa And their purpose was to tempt thee away from that which We had revealed unto thee, to substitute in our name something quite different; (in that case), behold! they would certainly have made thee (their) friend! و نزدیک بود که تو را از آنچه به تو وحی کردیم، بلغزانند تا غیر آن را از روی افترا به ما نسبت دهی و در این صورت، تو را دوست خود می‌گرفتند.///و نزدیک بود که تو را از آنچه به تو وحی کردیم، بلغزانند تا غیر آن را از روی افترا به ما نسبت دهی و در این صورت، تو را دوست خود می‌گرفتند.///نزدیک بود تو را از آنچه بر تو وحى کرده بودیم منحرف سازند تا چیز دیگرى جز آن را به دروغ به ما نسبت کنى، آنگاه با تو دوستى کنند.///و همانا نزدیک بود در آنچه به تو وحى کرده‌ایم تو را متزلزل کنند که غیر آن را به ما منسوب دارى که در آن صورت تو را به دوستى مى‌گرفتند///و چیزى نمانده بود که تو را از آنچه به سوى تو وحى کرده‌ایم گمراه کنند تا غیر از آن را بر ما ببندى و در آن صورت تو را به دوستى خود بگیرند.///و بسا نزدیک بود که تو را از آنچه به تو وحى کردیم، غافل کنند تا چیز دیگرى غیر از وحى را به ما نسبت دهى، و آن‌گاه تو را دوست خود گیرند.///و نزدیک بود که کافران تو را فریب داده و از آنچه به تو وحی کردیم (که به بتان هیچ اعتنا مکن) غافل شوی و چیز دیگر بر ما فرابندی، آن‌گاه یقینا مشرکان تو را دوست خود می‌گرفتند.///و بسا نزدیک بود که تو را از آنچه بر تو وحی می‌کنیم غافل کنند تا چیزی غیر از آن را بر ما بربندی، و آنگاه تو را دوست گیرند///نزدیک بود آنها تو را (با وسوسه‌های خود) از آنچه بر تو وحی کرده‌ایم بفریبند، تا غیر آن را به ما نسبت دهی؛ و در آن صورت، تو را به دوستی خود برمیگزینند!///و هر آینه نزدیک بود فریبت دهند از آنچه وحی فرستادیم بسوی تو تا دروغ بندی بر ما جز آن را و در آن هنگام می‌گرفتندت دوست‌///چیزی نمانده بود (که) تو را ناگزیر و ناگریز از آنچه به سویت وحی کردیم با مکرشان (دچار) آزمایشی سخت کنند، تا غیر آن را بر ما افترا ببندی. و آنگاه بی‌گمان تو را به دوستی تنگاتنگ (خود) برگیرند. quran_en_fa And had We not given thee strength, thou wouldst nearly have inclined to them a little. و اگر تو را ثابت قدم نمی‌داشتیم، همانا نزدیک بود اندکی به سوی آنان متمایل شوی.///و اگر تو را ثابت قدم نمی‌داشتیم، همانا نزدیک بود اندکی به سوی آنان متمایل شوی.///و اگر نه آن بود که پایداریت داده بودیم، نزدیک بود که اندکى به آنان میل کنى.///و اگر استوارت نکرده بودیم همانا نزدیک بود کمى به سوى آنها متمایل شوى///و اگر تو را استوار نمى‌داشتیم، قطعا نزدیک بود کمى به سوى آنان متمایل شوى.///واگر ما تو را [با نیروی عصمت] استوار نکرده بودیم، نزدیک بود که اندکى به آنان تمایل پیدا کنى.///و اگر ما تو را ثابت قدم نمی‌گردانیدیم نزدیک بود که به آن مشرکان اندک تمایل و اعتمادی پیدا کنی.///و اگر گامت را استوار نداشته بودیم، چه بسا نزدیک بود که اندک گرایشی به آنان بیابی‌///و اگر ما تو را ثابت قدم نمی‌ساختیم (و در پرتو مقام عصمت، مصون از انحراف نبودی)، نزدیک بود به آنان تمایل کنی.///و اگر نه استوار می‌داشتیمت همانا نزدیک بود که کج شوی بسوی ایشان چیزی اندک‌///و اگر تو را استوار نمی‌داشتیم، همانا بی‌چون نزدیک بود کمی سوی آنان متمایل شوی. quran_en_fa In that case We should have made thee taste an equal portion (of punishment) in this life, and an equal portion in death: and moreover thou wouldst have found none to help thee against Us! در آن صورت دو برابر در دنیا و دو برابر در آخرت عذاب به تو می‌چشاندیم، آن گاه برای خود در برابر ما یاوری نمی‌یافتی.///در آن صورت دو برابر در دنیا و دو برابر در آخرت عذاب به تو می‌چشاندیم، آن گاه برای خود در برابر ما یاوری نمی‌یافتی.///آنگاه تو را دو چندان در دنیا و دو چندان در آخرت عذاب مى‌کردیم و براى خود در برابر ما یاورى نمى‌یافتى.///در آن صورت حتما تو را دو چندان [در این‌] زندگى و دو چندان را [بعد از] مرگ عذاب مى‌چشاندیم، آن‌گاه در برابر ما براى خود یاورى نمى‌یافتى///در آن صورت، حتما تو را دو برابر [در] زندگى و دو برابر [پس از] مرگ [عذاب‌] مى‌چشانیدیم، آنگاه در برابر ما براى خود یاورى نمى‌یافتى.///آن‌گاه دو برابر [کیفر مشرکان] در زندگى، و دو برابر در مرگ، عذابت مى‌چشاندیم. و براى خویش در برابر قهر ما یاورى نمى‌یافتى.///و در آن صورت به تو جزاء این عمل را می‌چشاندیم و عذاب تو را در حیات دنیا و پس از مرگ مضاعف می‌گردانیدیم و آن‌گاه از (قهر و خشم) ما بر خود هیچ یاوری نمی‌یافتی.///در آن صورت دو چندان [عذاب‌] در زندگی دنیا و دو چندان پس از مرگ به تو می‌چشاندیم آنگاه برای خود در برابر ما یاوری نمی‌یافتی‌///اگر چنین می‌کردی، ما دو برابر مجازات (مشرکان) در زندگی دنیا، و دو برابر (مجازات) آنها را بعد از مرگ، به تو می‌چشاندیم؛ سپس در برابر ما، یاوری برای خود نمی‌یافتی!///در آن هنگام می‌چشانیدیمت دو برابر زندگی و دو برابر مردن را سپس نمی‌یافتی برای خویش بر ما یاوری را///در آن هنگام حتما تو را چند برابر (در) زندگی و چند برابر (در) مرگ (عذاب) می‌چشاندیم، سپس علیه ما برای یاوری توانمند نمی‌یابی quran_en_fa Their purpose was to scare thee off the land, in order to expel thee; but in that case they would not have stayed (therein) after thee, except for a little while. و نزدیک بود [مشرکان] تو را از این سرزمین حرکت دهند تا از آن بیرونت کنند، و در آن صورت پس از تو جز مدتی اندک درنگ نمی‌کردند [و دچار عذاب خدا می‌شدند.]///و نزدیک بود [مشرکان] تو را از این سرزمین حرکت دهند تا از آن بیرونت کنند، و در آن صورت پس از تو جز مدتی اندک درنگ نمی‌کردند [و دچار عذاب خدا می‌شدند.]///و نزدیک بود که تو را از این سرزمین برکنند تا از آنجا آواره‌ات سازند. و خود پس از تو جز اندک زمانى نمى‌ماندند.///و همانا نزدیک بود تو را از این سرزمین برکنند تا تو را از آن بیرون برانند، و هرگاه چنین مى‌کردند آنها پس از تو جز اندک زمانى باقى نمى‌ماندند///و چیزى نمانده بود که تو را از این سرزمین برکنند، تا تو را از آنجا بیرون سازند، و در آن صورت آنان [هم‌] پس از تو جز [زمان‌] اندکى نمى‌ماندند؛///و بسا نزدیک بود کافران [با نیرنگ یا غلبه،] تو را از این سرزمین بلغزانند تا از آن بیرونت کنند. و در آن هنگام، جز مدت کمى پس از تو [پایدار] نمى‌ماندند.///و نزدیک بود که کافران تو را از سرزمین خود جنبانده تا از آنجا بیرونت کنند، و در این صورت پس از آن اندک زمانی بیش زیست نمی‌کردند (که به عذاب ما همه هلاک می‌شدند).///و نیز بسا نزدیک بود تو را از این سرزمین به فریب و فتنه به جای دیگر بکشانند، تا تو را از آنجا آواره کنند، و آنگاه پس از تو جز اندکی نمی‌پاییدند///و نزدیک بود (با نیرنگ و توطئه) تو را از این سرزمین بلغزانند، تا از آن بیرونت کنند! و هرگاه چنین می‌کردند، (گرفتار مجازات سخت الهی شده،) و پس از تو، جز مدت کمی باقی نمی‌ماندند!///و همانا نزدیک بود که بلغزانندت از زمین تا برونت کنند از آن و در آن هنگام درنگ نمی‌کردند پس از تو مگر کمی‌///و چیزی نمانده بود (که) تو را همواره از این سرزمین (از بن) بر کنند، تا تو را از آنجا بیرون برانند. و در آن هنگام (آنان) جز (زمان و تعداد) اندکی در مخالفت با تو نمی‌مانند. quran_en_fa (This was Our) way with the messengers We sent before thee: thou wilt find no change in Our ways. [مهلت نیافتن دشمنان جز مدتی اندک] شیوه‌ای است که همواره درباره [امت‌های] پیامبرانی که پیش از تو فرستادیم [جاری] بوده است، و برای شیوه ما هیچ دگرگونی و تغییری نخواهی یافت.///[مهلت نیافتن دشمنان جز مدتی اندک] شیوه‌ای است که همواره درباره [امت‌های] پیامبرانی که پیش از تو فرستادیم [جاری] بوده است، و برای شیوه ما هیچ دگرگونی و تغییری نخواهی یافت.///سنت خدا درباره پیامبرانى که پیش از تو فرستاده‌ایم چنین است. و سنت ما را تغییرپذیر نیابى.///[مانند] سنت [ما در حمایت‌] پیامبرانى که پیش از تو فرستادیم، و براى سنت و قانون ما تغییرى نخواهى یافت///سنتى که همواره در میان [امتهاى‌] فرستادگانى که پیش از تو گسیل داشته‌ایم [جارى‌] بوده است، و براى سنت [و قانون‌] ما تغییرى نخواهى یافت.///این، سنت [هلاکت طغیان‌گران] درباره پیامبرانی که پیش از تو فرستادیم جاری بوده است و برای سنت ما هیچ تغییری نمى‌یابى.///ما آیین همه پیمبرانی را که پیش از تو فرستادیم نیز همین (توحید و خداپرستی و هلاک کافران و نجات اهل ایمان) قرار دادیم، و این طریقه ما را تغییرپذیر نخواهی یافت.///این سنت همان است که در حق پیامبران خویش که پیش از تو فرستاده بودیم، برقرار بود، و در سنت ما تغییر و تحولی نمی‌یابی‌///این سنت (ما در مورد) پیامبرانی است که پیش از تو فرستادیم؛ و هرگز برای سنت ما تغییر و دگرگونی نخواهی یافت!///شیوه آنان که فرستادیم پیش از تو از پیمبران خویش و نیابی برای شیوه ما تبدیلی‌///سنت کسانی از فرستادگانمان را که همواره پیش از تو گسیل داشتیم (استوار بدار). و (بدان که) برای سنت ما (هرگز) جایگزینی نخواهی یافت. quran_en_fa Establish regular prayers - at the sun's decline till the darkness of the night, and the morning prayer and reading: for the prayer and reading in the morning carry their testimony. نماز را از ابتدای تمایل خورشید به جانب مغرب [که شروع ظهر شرعی است] تا نهایت تاریکی شب بر پا دار، و [نیز] نماز صبح را [اقامه کن] که نماز صبح مورد مشاهده [فرشتگان شب و فرشتگان روز] است.///نماز را از ابتدای تمایل خورشید به جانب مغرب [که شروع ظهر شرعی است] تا نهایت تاریکی شب بر پا دار، و [نیز] نماز صبح را [اقامه کن] که نماز صبح مورد مشاهده [فرشتگان شب و فرشتگان روز] است.///از هنگام زوال خورشید تا آنگاه که تاریکى شب فرا مى‌رسد نماز را برپاى دار، و نیز نماز صبحگاه را. و نماز صبحگاه را همگان حاضر شوند.///نماز را از زوال آفتاب تا نهایت تاریکى شب برپادار، و نیز نماز صبح را، که نماز صبح مشهود [فرشتگان‌] است///نماز را از زوال آفتاب تا نهایت تاریکى شب برپادار، و [نیز] نماز صبح را، زیرا نماز صبح همواره [مقرون با] حضور [فرشتگان‌] است.///نماز را به هنگام بازگشت خورشید [به سمت مغرب که شروع ظهر شرعى است،] تا نهایت تاریکى شب، به پادار. و نیز قرآن سپیده‌دمان را. همانا [قرائت] قرآن [هنگام] فجر [در نماز صبح] مورد مشاهده [فرشتگان] است.///نماز را وقت زوال آفتاب تا اول تاریکی شب به پا دار (یعنی نماز ظهرین را از اول ظهر و نماز عشائین را از بدو تاریکی شب به پا دار) و نماز صبح را نیز به جای آر که آن نماز به حقیقت مشهود (نظر فرشتگان شب و فرشتگان روز) است.///نمازت را هنگام زوال خورشید [در نیمروز] تا تاریکنای شب و نیز قرآن خوانی را در هنگام سپیده [برای نماز صبح‌] برپا دار، که در قرآن خوانی سپیده [نماز صبح‌] [فرشتگان‌] حضور دارند///نماز را از زوال خورشید (هنگام ظهر) تا نهایت تاریکی شب [= نیمه شب‌] برپا دار؛ و همچنین قرآن فجر [= نماز صبح‌] را؛ چرا که قرآن فجر، مشهود (فرشتگان شب و روز) است!///بپای دار نماز را از بازگشتگاه خورشید تا تاریکی شب و خواندنی (نماز) بامداد همانا خواندنی بامداد است گواهی شده‌///نماز را - به‌هنگام زوال آفتاب تا تاریکترین وقت شب - و (به ویژه نماز) خواندنی صبح‌گاهان را به‌پادار. بی‌گمان، خواندنی صبحگاهان در دیدرس (فرشتگان شب و روز) بوده است. quran_en_fa And pray in the small watches of the morning: (it would be) an additional prayer (or spiritual profit) for thee: soon will thy Lord raise thee to a Station of Praise and Glory! و پاسی از شب را برای عبادت و بندگی بیدار باش که این افزون [بر واجب،] ویژه توست، امید است پروردگارت تو را [به سبب این عبادت ویژه] به جایگاهی ستوده برانگیزد.///و پاسی از شب را برای عبادت و بندگی بیدار باش که این افزون [بر واجب،] ویژه توست، امید است پروردگارت تو را [به سبب این عبادت ویژه] به جایگاهی ستوده برانگیزد.///پاره‌اى از شب را به نمازخواندن زنده بدار. این نافله خاص تو است. باشد که پروردگارت، تو را به مقامى پسندیده برساند.///و پاسى از شب را زنده بدار که نافله‌اى مخصوص تو است، باشد که پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند///و پاسى از شب را زنده بدار، تا براى تو [به منزله‌] نافله‌اى باشد، امید که پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند.///و پاسى از شب را بیدار باش و تهجد و عبادت کن. و این وظیفه‌اى افزون براى توست. باشد که پروردگارت تو را به مقامى درخور ستایش و پسندیده برانگیزد.///و بعضی از شب را به خواندن قرآن (در نماز) بیدار و متهجد باش، که نماز شب خاص توست، باشد که خدایت تو را به مقام محمود (شفاعت کبری) مبعوث گرداند.///و از شب هم بخشی را بیدار باش که [این نماز شب‌] نافله‌ای [واجب‌] خاص توست، باشد که پروردگارت تو را به مقامی پسندیده [شفاعت‌] بگمارد///و پاسی از شب را (از خواب برخیز، و) قرآن (و نماز) بخوان! این یک وظیفه اضافی برای توست؛ امید است پروردگارت تو را به مقامی در خور ستایش برانگیزد!///و از شب پس بیدار باشد در آن این فزونیی است برای تو باشد برانگیزدت پروردگارت به جایگاهی ستوده‌///و پاسی از شب را (به عبادت) زنده بدار، (که) برای تو واجبی فزون (بر دیگران) است. امید است که پروردگارت تو را به مقامی ستوده (تر) برانگیزد. quran_en_fa Say: "O my Lord! Let my entry be by the Gate of Truth and Honour, and likewise my exit by the Gate of Truth and Honour; and grant me from Thy Presence an authority to aid (me)." و بگو: پروردگارا! مرا [در هر کار و شغلی] به نیکی وارد کن و به نیکی بیرون آور و برایم از نزد خود نیرویی یاری دهنده قرار ده.///و بگو: پروردگارا! مرا [در هر کار و شغلی] به نیکی وارد کن و به نیکی بیرون آور و برایم از نزد خود نیرویی یاری دهنده قرار ده.///بگو: اى پروردگار من، مرا به راستى و نیکویى داخل کن و به راستى و نیکویى بیرون بر، و مرا از جانب خود پیروزى و یارى عطا کن.///و بگو: پروردگارا! مرا در هر کارى به درستى وارد کن و به درستى خارج ساز، و از جانب خود برایم حجتى یارى بخش پدید آور///و بگو: «پروردگارا، مرا [در هر کارى‌] به طرز درست داخل کن و به طرز درست خارج ساز، و از جانب خود براى من تسلطى یارى‌بخش قرار ده.»///و بگو: «پروردگارا! مرا با ورودى نیکو و صادقانه وارد [کارها] کن و با خروجى نیکو بیرون آر! و از نزد خویش براى من برهانى یاری‌گر بگمار!»///و بگو که بارالها مرا (همیشه به هر جا روم به مکه یا مدینه یا عالم قبر و محشر) به قدم صدق داخل و به قدم صدق خارج گردان و به من از جانب خود حجت روشنی که دائم یار و مددکار باشد عطا فرما.///و بگو پروردگارا مرا به درستی [به مدینه‌] درون آور، و به درستی [از مکه‌] بیرون بر و برای من از سوی خویش سلطه‌ای نیرومند [بر دشمنان‌] قرار بده‌///و بگو: «پروردگارا! مرا (در هر کار،) با صداقت وارد کن، و با صداقت خارج ساز! و از سوی خود، حجتی یاری کننده برایم قرار ده!»///و بگو پروردگارا درآور مرا درآوردنی راست و برونم آور برون آوردنی راست و قرار ده برای من از نزد خویش فرمانروائیی یاری‌شده‌///و بگو: «پروردگارم! مرا (در هر کاری) به گونه‌ای راست و درست داخل نما. و مرا (از هر کاری) به گونه‌ای راست و درست خارج ساز، و از جانب خود برای من سلطه‌ای پیروزمندانه قرار ده‌.» quran_en_fa And say: "Truth has (now) arrived, and Falsehood perished: for Falsehood is (by its nature) bound to perish." و بگو: حق آمد و باطل نابود شد؛ بی تردید باطل نابود شدنی است.///و بگو: حق آمد و باطل نابود شد؛ بی تردید باطل نابود شدنی است.///بگو: حق آمد و باطل نابود شد. حقا که باطل نابودشدنى بود.///و بگو: حق آمد و باطل نابود شد. بى‌شک باطل نابود شدنى است///و بگو: «حق آمد و باطل نابود شد. آرى، باطل همواره نابودشدنى است.»///و بگو: «حق آمد و باطل نابود شد. همانا باطل، نابود شدنى است.»///و (به امت) بگو که (دین) حق آمد و باطل نابود شد، که باطل خود لایق محو نابودی ابدی است.///و بگو حق فرارسید و باطل از میان رفت، بی‌گمان باطل از میان رفتنی است‌///و بگو: «حق آمد، و باطل نابود شد؛ یقینا باطل نابود شدنی است!»///و بگو بیامد حق و نابود شد باطل همانا باطل است نابودشونده‌///و بگو: «کل حق (در حد امکان) آمد و کل باطل نابود شد، (که) باطل همواره نابود شدنی بوده است‌.» quran_en_fa We send down (stage by stage) in the Qur'an that which is a healing and a mercy to those who believe: to the unjust it causes nothing but loss after loss. و ما از قرآن آنچه را برای مؤمنان مایه درمان ورحمت است، نازل می‌کنیم وستمکاران را جز خسارت نمی‌افزاید.///و ما از قرآن آنچه را برای مؤمنان مایه درمان ورحمت است، نازل می‌کنیم وستمکاران را جز خسارت نمی‌افزاید.///و این قرآن را که براى مؤمنان شفا و رحمت است، نازل مى‌کنیم، ولى کافران را جز زیان نیفزاید.///و از قرآن آنچه را براى مؤمنان شفا و رحمت است نازل مى‌کنیم، ولى ستمگران را جز زیان نمى‌افزاید///و ما آنچه را براى مؤمنان مایه درمان و رحمت است از قرآن نازل مى‌کنیم، و [لى‌] ستمگران را جز زیان نمى‌افزاید.///و آنچه از قرآن فرومى‌فرستیم، مایه‌ى شفا [ى دل] و رحمتى براى مؤمنان است. و ستمگران را جز زیان نمى‌افزاید.///و ما آنچه از قرآن فرستیم شفا (ی دل) و رحمت (الهی) برای اهل ایمان است و ظالمان را به جز زیان (و شقاوت) چیزی نخواهد افزود.///و از قرآن آنچه برای مؤمنان شفابخش و رحمت است نازل می‌کنیم، و [این کتاب‌] بر ستمکاران [مشرک‌] جز زیان نیفزاید///و از قرآن، آنچه شفا و رحمت است برای مؤمنان، نازل می‌کنیم؛ و ستمگران را جز خسران (و زیان) نمی‌افزاید.///و می‌فرستیم از قرآن آنچه درمان و رحمتی است برای مؤمنان و نیفزاید ستمگران را مگر زیان‌///و ما از قرآن آنچه را (که هم) او برای مؤمنان (مایه‌ی) درمان و رحمتی است، به تدریج فرو می‌فرستیم (اما) ستمکاران را جز زیانی نمی‌افزاید. quran_en_fa Yet when We bestow Our favours on man, he turns away and becomes remote on his side (instead of coming to Us), and when evil seizes him he gives himself up to despair! و زمانی که به انسان نعمت می‌بخشیم [از ما] روی بگرداند و خود را مغرورانه از ما دور کند، و هنگامی که آسیبی به او برسد [به سبب بی ایمانی و غفلت از قدرت و رحمت ما] بسیار نومید و مأیوس شود.///و زمانی که به انسان نعمت می‌بخشیم [از ما] روی بگرداند و خود را مغرورانه از ما دور کند، و هنگامی که آسیبی به او برسد [به سبب بی ایمانی و غفلت از قدرت و رحمت ما] بسیار نومید و مأیوس شود.///چون به انسان نعمت دادیم اعراض کرد و خویشتن به یک سو کشید، و چون گزندى به او رسید نومید گردید.///و چون به انسان نعمت ارزانى داریم روى مى‌گرداند و دورى مى‌گزیند، و چون به وى بدى رسد نومید مى‌گردد///و چون به انسان نعمت ارزانى داریم، روى مى‌گرداند و پهلو تهى مى‌کند، و چون آسیبى به وى رسد نومید مى‌گردد.///و هرگاه به انسان نعمتى عطا کردیم، [از ما] روى­گرداند و خود را مغرورانه از ما دور کند. و چون گزندى به او برسد، مأیوس و نومید می‌شود.///و ما هرگاه به انسان نعمتی عطا کنیم از آن رو بگرداند و دوری جوید، و هرگاه شر و بلایی به او روی آورد به کلی مأیوس و ناامید شود.///و چون بر انسان نعمتی مقرر داریم [از سرمستی‌] روی برتابد و دامن کشان بگذرد، و چون به او شری رسد، بس نومید گردد///هنگامی که به انسان نعمت می‌بخشیم، (از حق) روی می‌گرداند و متکبرانه دور می‌شود؛ و هنگامی که (کمترین) بدی به او می‌رسد، (از همه چیز) مایوس می‌گردد!///و هرگاه نعمت فرستیم بر انسان روی گرداند و دور کند پهلوی خویش را و هرگاه برسدش بدیی بوده است بسیار نومیدشونده‌///و هنگامی که بر (سروسامان نوع) انسان نعمت دهیم، روی می‌گرداند و (از حق) کناره می‌گیرد و هنگامی که به وی بدی (در) رسد بسی نومید می‌شود. quran_en_fa Say: "Everyone acts according to his own disposition: But your Lord knows best who it is that is best guided on the Way." بگو: هر کس بر پایه خلق و خوی و عادت‌های اکتسابی خود عمل می‌کند، پس پروردگارتان به کسی که راه یافته‌تر است، داناتر است.///بگو: هر کس بر پایه خلق و خوی و عادت‌های اکتسابی خود عمل می‌کند، پس پروردگارتان به کسی که راه یافته‌تر است، داناتر است.///بگو: هر کس به طریقه خویش عمل مى‌کند و پروردگار تو بهتر مى‌داند که کدام یک به هدایت نزدیک‌تر است.///بگو: هر کس بر حسب ساختار روحى خود عمل مى‌کند، و پروردگار شما بهتر مى‌داند چه کسى راه یافته‌تر است///بگو: «هر کس بر حسب ساختار [روانى و بدنى‌] خود عمل مى‌کند، و پروردگار شما به هر که راه‌یافته‌تر باشد داناتر است.»///بگو: «هر کس بر ساختار و خلق و خوى خویش عمل مى‌کند، پس پروردگارتان داناتر است که چه کس ره‌یافته‌تر است.»///بگو که هر کس بر حسب ذات و طبیعت خود عملی انجام خواهد داد، و خدای شما به آن که راهیافته‌تر است (از همه کس) آگاهتر است.///بگو هر کس فراخور خویش عمل می‌کند، و پروردگارتان داناتر است که چه کسی رهیافته‌تر است‌///بگو: «هر کس طبق روش (و خلق و خوی) خود عمل می‌کند؛ و پروردگارتان کسانی را که راهشان نیکوتر است، بهتر می‌شناسد.»///بگو هر کدام عمل می‌کند بر راه و روش خویش پس پروردگار شما داناتر است بدانکه او رهبرنده‌تر است در راه‌///بگو: «هر کس بر حسب ساختار (اختیاری) خود عمل می‌کند. پس پروردگارتان به هر که راه یافته‌تر باشد (از همگان) داناتر است. ‌» quran_en_fa They ask thee concerning the Spirit (of inspiration). Say: "The Spirit (cometh) by command of my Lord: of knowledge it is only a little that is communicated to you, (O men!)" و از تو درباره روح می‌پرسند، بگو: روح از امر پروردگار من است، و از دانش و علم جز اندکی به شما نداده‌اند.///و از تو درباره روح می‌پرسند، بگو: روح از امر پروردگار من است، و از دانش و علم جز اندکی به شما نداده‌اند.///تو را از روح مى‌پرسند. بگو: روح جزئى از فرمان پروردگار من است و شما را جز اندک دانشى نداده‌اند.///و از تو در باره‌ى روح مى‌پرسند، بگو: روح از [عالم بالا و] فرمان خداى من است و شما از علم جز اندکى داده نشده‌اید///و در باره روح از تو مى‌پرسند، بگو: «روح از [سنخ‌] فرمان پروردگار من است، و به شما از دانش جز اندکى داده نشده است.»///و از تو درباره‌ى روح مى‌پرسند. بگو: «روح از امر پروردگارم [و مربوط به او] است. و از دانش جز اندکى به شما نداده‌اند.»///و تو را از حقیقت روح می‌پرسند، جواب ده که روح از (عالم) امر خداست (و بی‌واسطه جسمانیات به امر الهی به بدنها تعلق می‌گیرد) و (شما پی به حقیقت آن نمی‌برید زیرا) آنچه از علم به شما دادند بسیار اندک است.///و از تو درباره روح می‌پرسند، بگو روح از [عالم‌] امر پروردگارم است، و شما را از علم جز اندکی نداده‌اند///و از تو درباره «روح» سؤال می‌کنند، بگو: «روح از فرمان پروردگار من است؛ و جز اندکی از دانش، به شما داده نشده است!»///و می‌پرسندت از روح (روان) بگو روح از امر پروردگار من است و داده نشده‌اید از دانش جز اندکی را///و درباره‌ی روح [: قرآن و …] از تو می‌پرسند. بگو: «روح از کار (های) پروردگار من است و به شما از (کل) دانش جز اندکی داده نشده است. ‌» quran_en_fa If it were Our Will, We could take away that which We have sent thee by inspiration: then wouldst thou find none to plead thy affair in that matter as against Us,- و اگر بخواهیم قطعا آنچه را به تو وحی کرده‌ایم [از یادها و نوشته‌ها] محو می‌کنیم، آن گاه در برابر ما [برای بازگرفتنش] کارسازی برای خود نخواهی یافت.///و اگر بخواهیم قطعا آنچه را به تو وحی کرده‌ایم [از یادها و نوشته‌ها] محو می‌کنیم، آن گاه در برابر ما [برای بازگرفتنش] کارسازی برای خود نخواهی یافت.///اگر بخواهیم همه آنچه را که بر تو وحى کرده‌ایم، باز مى‌ستانیم و تو براى خود در برابر ما مددکارى نمى‌یابى.///و اگر مى‌خواستیم، قطعا آنچه را به تو وحى کرده‌ایم مى‌بردیم، آن‌گاه در باره‌ى آن براى خویش در برابر ما مدافعى نمى‌یافتى///و اگر بخواهیم، قطعا آنچه را به تو وحى کرده‌ایم مى‌بریم، آنگاه براى [حفظ] آن، در برابر ما، براى خود مدافعى نمى‌یابى،///و اگر بخواهیم، آنچه را به تو وحى کرده‌ایم، [از یادت] مى‌بریم، سپس کسى را نمى‌یابى که در برابر ما از تو دفاع کند.///و اگر ما بخواهیم آنچه را که به وحی بر تو آوردیم (از قرآن و علم و آیین) همه را باز می‌بریم و آن‌گاه تو بر (قهر) ما هیچ کارساز و مددکاری در این باره نخواهی یافت.///و اگر بخواهیم آنچه به تو وحی کرده‌ایم، از میان می‌بریم، آنگاه در آن برای خویش در برابر ما نگهبانی نمی‌یابی‌///و اگر بخواهیم، آنچه را بر تو وحی فرستاده‌ایم، از تو می‌گیریم؛ سپس کسی را نمی‌یابی که در برابر ما، از تو دفاع کند …///و اگر خواهیم همانا می‌بریم آنچه را وحی فرستادیم به سویت پس نیابی برای خویش بدان بر ما نگهبانی را///و همانا اگر بخواهیم، بی‌گمان آنچه را به سوی تو وحی کردیم بی‌چون (از یادت) می‌بریم، سپس برای (حفظ) آن، علیه ما، برای خود کارسازی نمی‌یابی، quran_en_fa Except for Mercy from thy Lord: for his bounty is to thee (indeed) great. [ولی محو نشدن قرآن از یادها و نوشته‌ها، نیست] مگر رحمتی از سوی پروردگارت، به یقین فضل او بر تو همواره بزرگ است.///[ولی محو نشدن قرآن از یادها و نوشته‌ها، نیست] مگر رحمتی از سوی پروردگارت، به یقین فضل او بر تو همواره بزرگ است.///مگر پروردگارت رحمت آورد که انعام او در باره تو بسیار است.///مگر به رحمتى از جانب پروردگارت که تفضل او در حق تو بزرگ است///مگر رحمتى از جانب پروردگارت [به تو برسد]، زیرا فضل او بر تو همواره بسیار است.///[محو نشدن وحی از یادها و نوشته‌ها، نیست‌] جز رحمتی از پروردگارت. قطعا فضل خداوند نسبت به تو بزرگ است.///مگر رحمت و لطف پروردگار (از تو مدد کند) که فضل (و رحمت) او بر تو بزرگ و بسیار است.///مگر به رحمت پروردگارت که بخشش و بخشایش او در حق تو بسیار است‌///مگر رحمت پروردگارت (شامل حالت گردد،) که فضل پروردگارت بر تو بزرگ بوده است!///بجز رحمتی از پروردگارت که فضل او است همانا بر تو بزرگ‌///مگر رحمتی از (جانب) پروردگارت، (در رسد، که) فضل او بر تو همواره بزرگ بوده است. quran_en_fa Say: "If the whole of mankind and Jinns were to gather together to produce the like of this Qur'an, they could not produce the like thereof, even if they backed up each other with help and support. بگو: قطعا اگر جن و انس گرد آیند که مانند این قرآن را بیاورند، نمی‌توانند مانندش را بیاورند، و اگر چه پشتیبان یکدیگر باشند.///بگو: قطعا اگر جن و انس گرد آیند که مانند این قرآن را بیاورند، نمی‌توانند مانندش را بیاورند، و اگر چه پشتیبان یکدیگر باشند.///بگو: اگر جن و انس گرد آیند تا همانند این قرآن را بیاورند نمى‌توانند همانند آن را بیاورند، هر چند که یکدیگر را یارى دهند.///بگو: اگر همه انس و جن فراهم آیند که نظیر این قرآن را بیاورند نمى‌توانند مانند آن را بیاورند، هر چند آنها پشتیبان یکدیگر باشند///بگو: «اگر انس و جن گرد آیند تا نظیر این قرآن را بیاورند، مانند آن را نخواهند آورد، هر چند برخى از آنها پشتیبان برخى [دیگر] باشند.»///بگو: «اگر [تمام] انس و جن، گرد آیند تا همانند این قرآن را بیاورند، نمى‌توانند مانندش را بیاورند، هر چند که بعضى پشتیبان و یاور دیگرى باشند.»///بگو که اگر جن و انس متفق شوند که مانند این قرآن کتابی بیاورند هرگز نتوانند مثل آن آورند هر چند همه پشتیبان یکدیگر باشند.///بگو اگر انس و جن گرد آیند که نظیر این قرآن را بیاورند، ولو بعضی از آنان پشتیبان بعضی دیگر باشند، نمی‌توانند نظیر آن بیاورند///بگو: «اگر انسانها و پریان (جن و انس) اتفاق کنند که همانند این قرآن را بیاورند، همانند آن را نخواهند آورد؛ هر چند یکدیگر را (در این کار) کمک کنند.///بگو اگر گردآیند آدمیان و پریان بر آنکه بیارند مانند این قرآن را نیارند مانندش و اگر چه باشد برخیشان برای برخی پشتیبان‌///بگو: «اگر همواره انس و جن با هم پیوسته و هماهنگ گردند بر اینکه مانند این قرآن را بیاورند (هرگز) مانند آن را نمی‌آورند و گر چه (بر فرض محال) آنان (در این جریان) پشتیبان یکدیگر باشند. quran_en_fa And We have explained to man, in this Qur'an, every kind of similitude: yet the greater part of men refuse (to receive it) except with ingratitude! و همانا در این قرآن برای [هدایت] مردم از هر مثل و داستانی به صورت‌های گوناگون بیان کردیم، ولی بیشتر مردم جز انکار وکفران [آن نعمت عظیم را] نخواستند.///و همانا در این قرآن برای [هدایت] مردم از هر مثل و داستانی به صورت‌های گوناگون بیان کردیم، ولی بیشتر مردم جز انکار وکفران [آن نعمت عظیم را] نخواستند.///ما در این قرآن براى مردم هر مثلى را گوناگون بیان کردیم، ولى بیشتر مردم جز ناسپاسى هیچ کارى نکردند.///بى‌شک ما در این قرآن براى مردم از هر گونه مثل و نمونه آوردیم اما بیشتر مردم ابا کرده، جز کفر و انکار [اظهار] نداشتند///و به راستى در این قرآن از هر گونه مثلى، گوناگون آوردیم، ولى بیشتر مردم جز سر انکار ندارند.///و به­راستی در این قرآن، از هرگونه مثال براى مردم آوردیم، ولى بیشتر مردم سر باز زده، جز انکار کارى نکردند!///و همانا ما در این قرآن برای مردم هر گونه مثال آوردیم (تا مگر هدایت شوند) لیکن اکثر مردم به جز از کفر و عناد از هر چیز امتناع کردند.///و در این قرآن برای مردم هرگونه مثلی را گونه‌گون بیان داشته‌ایم و بیشترینه مردم جز ناسپاسی را نخواستند///ما در این قرآن، برای مردم از هر چیز نمونه‌ای آوردیم (و همه معارف در آن جمع است)؛ اما بیشتر مردم (در برابر آن، از هر کاری) جز انکار، ابا داشتند!///و همانا گردانیدیم برای مردم در این قرآن از هر مثلی پس نخواستند بیشتر مردم جز ناسپاسی را///و بی‌گمان، ما در این قرآن به‌راستی از هر مثلی (نمونه‌های) گوناگون برای مردم آوردیم، پس بیشتر مردمان تنها از (روی) کفر و کفران (از آن) خودداری کردند. quran_en_fa They say: "We shall not believe in thee, until thou cause a spring to gush forth for us from the earth, و گفتند: ما به تو ایمان نمی‌آوریم، مگر آنکه از این سرزمین [خشک و سوزان مکه] چشمه‌ای پر آب و جوشان روان سازی!!///و گفتند: ما به تو ایمان نمی‌آوریم، مگر آنکه از این سرزمین [خشک و سوزان مکه] چشمه‌ای پر آب و جوشان روان سازی!!///گفتند: به تو ایمان نمى‌آوریم تا براى ما از زمین چشمه‌اى روان سازى،///و گفتند: ما هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد تا آن که از زمین چشمه‌اى براى ما بجوشانى///و گفتند: «تا از زمین چشمه‌اى براى ما نجوشانى، هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد.///و گفتند: «ما هرگز به تو ایمان نمى‌آوریم، مگر براى ما چشمه‌اى از زمین جارى سازى،///و گفتند: ما هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد تا آنکه از زمین برای ما (به اعجاز) چشمه آبی بیرون آری.///و گفتند به تو ایمان نمی‌آوریم مگر آنکه برای ما از زمین چشمه‌ای بجوشانی‌///و گفتند: «ما هرگز به تو ایمان نمی‌آوریم تا اینکه چشمه‌جوشانی از این سرزمین (خشک و سوزان) برای ما خارج سازی …///و گفتند هرگز ایمان نیاریم برایت تا بشکافی برای ما از زمین چشمه‌ای‌///و گفتند: «هرگز برای تو ایمان نیاوریم. تا از زمین چشمه‌ای به خاطر ما به شدت روان کنی.» quran_en_fa "Or (until) thou have a garden of date trees and vines, and cause rivers to gush forth in their midst, carrying abundant water; یا برای تو باغی از درختان خرما و انگور باشد که از لابه لای آنها نهرها روان کنی.///یا برای تو باغی از درختان خرما و انگور باشد که از لابه لای آنها نهرها روان کنی.///یا تو را بستانى باشد از درختان خرما و انگور که در خلالش نهرها جارى گردانى،///یا باغى از خرما و انگور داشته باشى که از لابه‌لاى آن به فراوانى نهرها جارى سازى///یا [باید] براى تو باغى از درختان خرما و انگور باشد و آشکارا از میان آنها جویبارها روان سازى،///یا براى تو باغى از خرما و انگور باشد که از میان آن، نهرها جارى گردانى،///یا آنکه تو را باغی از خرما و انگور باشد که در میان آن باغ نهرهای آب جاری گردانی.///یا برای تو باغی از خرما و انگور باشد و در لابلای [درختان‌] آن جویباران را جاری گردانی‌///یا باغی از نخل و انگور از آن تو باشد؛ و نهرها در لابه‌لای آن جاری کنی …///یا باشدت باغی از خرمابنها و انگور پس بشکافی جویها را میان آن شکافتنی‌///«یا (باید) برای تو باغی از درختان سر در هم خرما و انگور باشد، پس میان آنها با جوشاندن (آب)، نهرهای بسیاری را به شدت روان کنی،» quran_en_fa "Or thou cause the sky to fall in pieces, as thou sayest (will happen), against us; or thou bring Allah and the angels before (us) face to face: یا آسمان را آن گونه که گمان کرده‌ای [قدرت داری] پاره پاره بر سر ما بیفکنی، یا خدا و فرشتگان را رو به روی ما آوری.///یا آسمان را آن گونه که گمان کرده‌ای [قدرت داری] پاره پاره بر سر ما بیفکنی، یا خدا و فرشتگان را رو به روی ما آوری.///یا چنان که گفته‌اى آسمان را پاره پاره بر سر ما افکنى یا خدا و فرشتگان را پیش ما حاضر آورى،///یا چنان که ادعا مى‌کنى آسمان را پاره پاره بر سر ما بیفکنى یا خدا و فرشتگان را در برابر ما حاضر آورى///یا چنانکه ادعا مى‌کنى، آسمان را پاره پاره بر [سر] ما فرو اندازى، یا خدا و فرشتگان را در برابر [ما حاضر] آورى،///یا آسمان را همان‌گونه که مى‌پندارى [قدرت دارى، ‌] پاره پاره بر [سر] ما بیافکنى، یا خداوند و فرشتگان را پیش روى ما بیاورى.///یا آنکه بنابر پندار و دعوی خودت پاره‌ای از آسمان را بر سر ما فرود آوری یا آنکه خدا را با فرشتگانش مقابل ما حاضر آری.///یا پاره‌هایی از آسمان را چنانکه گمان داری بر [سر] ما بیندازی یا خدا و فرشتگان را رویاروی ما بیاوری‌///یا قطعات (سنگهای) آسمان را -آنچنان که می‌پنداری- بر سر ما فرود آری؛ یا خداوند و فرشتگان را در برابر ما بیاوری …///یا افکنی آسمان را چنانچه می‌پنداری بر ما پاره‌هائی یا بیاری خدا و فرشتگان را روی به روی‌///«یا چنان که گمان کردی، آسمان را پاره پاره بر (سروسامان) مان بیفکنی، یا خدا و فرشتگان را دسته دسته (نزدمان) بیاوری.» quran_en_fa "Or thou have a house adorned with gold, or thou mount a ladder right into the skies. No, we shall not even believe in thy mounting until thou send down to us a book that we could read." Say: "Glory to my Lord! Am I aught but a man,- a messenger?" یا خانه‌ای از طلا برای تو باشد، یا در آسمان بالا روی، و بالا رفتنت را باور نمی‌کنیم تا آنکه نوشته‌ای بر ما نازل کنی که آن را بخوانیم!! بگو: پروردگارم منزه است [از اینکه خواسته‌های سبک مغزان یاوه گو را پاسخ دهد] آیا من جز بشری فرستاده هستم؟ [که مرا برای هدایت شما فرستاده‌اند، نه برای اینکه درخواست‌های بی مورد شما را پاسخ دهم.]///یا خانه‌ای از طلا برای تو باشد، یا در آسمان بالا روی، و بالا رفتنت را باور نمی‌کنیم تا آنکه نوشته‌ای بر ما نازل کنی که آن را بخوانیم!! بگو: پروردگارم منزه است [از اینکه خواسته‌های سبک مغزان یاوه گو را پاسخ دهد] آیا من جز بشری فرستاده هستم؟ [که مرا برای هدایت شما فرستاده‌اند، نه برای اینکه درخواست‌های بی مورد شما را پاسخ دهم.]///یا تو را خانه‌اى از طلا باشد، یا به آسمان بالا روى. و ما به آسمان رفتنت را باور نکنیم تا براى ما کتابى که از آن بخوانیم بیاورى. بگو: پروردگار من منزه است. آیا جز این است که من انسانى هستم که به رسالت آمده‌ام؟///یا براى تو خانه‌اى زرین باشد یا به آسمان بالا روى، و البته بالا رفتن تو را هم باور نخواهیم کرد مگر این که بر ما نوشته‌اى نازل کنى که آن را بخوانیم. بگو: پاک است پروردگار من! آیا من جز بشرى فرستاده [شده‌] هستم///یا براى تو خانه‌اى از طلا [کارى‌] باشد، یا به آسمان بالا روى، و به بالا رفتن تو [هم‌] اطمینان نخواهیم داشت، تا بر ما کتابى نازل کنى که آن را بخوانیم. «بگو:» پاک است پروردگار من، آیا [من‌] جز بشرى فرستاده هستم؟///یا خانه‌اى از زر و زیور داشته باشی، یا در آسمان پرواز کنى. و [البته] به پرواز و بالا رفتن تو [نیز] ایمان نخواهیم آورد، تا آن که نوشته‌ای بر ما فرود آورى که آن را بخوانیم.» بگو: «پروردگار من منزه است [از این که خواسته‌هایى بیهوده را پاسخ دهد]. آیا جز این است که من بشرى فرستاده شده‌ام؟! [مرا براى هدایت شما فرستاده‌اند، نه براى این که درخواست‌هاى بى‌مورد شما را پاسخ دهم.]»///یا آنکه خانه‌ای از زر (و کاخی زرنگار) دارا باشی یا آنکه بر آسمان بالا روی و باز هم هرگز ایمان به آسمان رفتنت نیاوریم تا آنکه بر ما کتابی نازل کنی که آن را قرائت کنیم. بگو: خدای من منزه است (از آنکه من، او یا فرشتگان او را حاضر سازم) آیا من فرد بشری بیشترم که (از جانب خدا) به رسالت آمده‌ام؟///یا تو را خانه‌ای از زر و زیور باشد، یا به آسمان بر شوی و بالا رفتنت را باور نکنیم مگر آنکه کتابی برای ما فرود آوری که بخوانیمش، بگو پاک و منزه است پروردگارم، آیا من جز بشری هستم که پیامبرم‌///یا برای تو خانه‌ای پر نقش و نگار از طلا باشد؛ یا به آسمان بالا روی؛ حتی اگر به آسمان روی، ایمان نمی‌آوریم مگر آنکه نامه‌ای بر ما فرود آوری که آن را بخوانیم! «بگو:» منزه است پروردگارم (از این سخنان بی‌معنی)! مگر من جز انسانی فرستاده خدا هستم؟!///یا باشدت خانه‌ای از زر یا بالا روی در آسمان و هرگز باور نکنیم بالا رفتنت را تا بفرستی بر ما نامه‌ای که بخوانیمش بگو منزه است پروردگار من آیا هستم من جز بشری فرستاده‌شده‌///«یا برای تو خانه‌ای (آراسته) از زینت‌هایی (گوناگون) باشد، یا در آسمان بالا روی، و به بالا رفتنت (هم) هرگز ایمان نخواهیم آورد تا بر ما کتابی نازل کنی (که) آن را بخوانیم. ‌» بگو: «(پاک و) منزه است پروردگارم، آیا من جز بشری فرستاده (ی خدا) بوده‌ام‌؟» quran_en_fa What kept men back from belief when Guidance came to them, was nothing but this: they said, "Has Allah sent a man (like us) to be (His) Messenger?" و چیزی مردم را زمانی که هدایت به سویشان آمد از ایمان آوردن باز نداشت، جز اینکه گفتند: آیا خدا بشری را به پیامبری برانگیخته است؟///و چیزی مردم را زمانی که هدایت به سویشان آمد از ایمان آوردن باز نداشت، جز اینکه گفتند: آیا خدا بشری را به پیامبری برانگیخته است؟///هیچ چیز مردم را از ایمان آوردن آنگاه که هدایتشان مى‌کردند، باز نداشت مگر اینکه مى‌گفتند: آیا خدا انسانى را به رسالت مى‌فرستد؟///و مانع ایمان آوردن مردم- هنگامى که هدایت سویشان آمد- جز این نبود که گفتند: آیا خداوند بشرى را به رسالت مبعوث کرده است؟///و [چیزى‌] مردم را از ایمان آوردن باز نداشت، آنگاه که هدایت برایشان آمد، جز اینکه گفتند: «آیا خدا بشرى را به سمت رسول مبعوث کرده است؟»///و آن­گاه که هدایت به سراغ مردم آمد، چیزى مردم را از ایمان آوردن بازنداشت، جز آن که گفتند: «آیا خداوند، بشرى را به عنوان پیامبر، برانگیخته است؟»///و مردم را چیزی از (هدایت و) ایمان بازنداشت وقتی که هدایت (قرآن) بر آنان آمد جز این (خیال باطل) که گفتند: آیا خدا بشری را به رسالت فرستاده است؟///و مردمان را به هنگامی که هدایت به سویشان آمد، چیزی از ایمان آوردن باز نداشت مگر اینکه گفتند آیا خداوند بشری را به پیامبری فرستاده است‌///تنها چیزی که بعد از آمدن هدایت مانع شد مردم ایمان بیاورند، این بود (که از روی نادانی و بی‌خبری) گفتند: «آیا خداوند بشری را بعنوان رسول فرستاده است؟!»///و بازنداشت مردم را از آنکه ایمان آرند گاهی که بیامدشان رهبری جز آنکه گفتند آیا برانگیخته است خدا بشری را پیمبر///و (چیزی) مردم را از اینکه ایمان آورند باز نداشت، - چون هدایت برایشان آمد - جز اینکه گفتند: «آیا خدا بشری را به پیامبری برانگیخته است‌؟» quran_en_fa Say, "If there were settled, on earth, angels walking about in peace and quiet, We should certainly have sent them down from the heavens an angel for a messenger." بگو: اگر در زمین [به جای بشر] فرشتگانی بودند که با آرامی راه می‌رفتند، یقینا فرشته‌ای را از آسمان برای آنان به پیامبری نازل می‌کردیم [زیرا هدایتگر هر گروهی باید از جنس خودشان باشد.]///بگو: اگر در زمین [به جای بشر] فرشتگانی بودند که با آرامی راه می‌رفتند، یقینا فرشته‌ای را از آسمان برای آنان به پیامبری نازل می‌کردیم [زیرا هدایتگر هر گروهی باید از جنس خودشان باشد.]///بگو: اگر در روى زمین فرشتگان به آرامى راه مى‌رفتند، برایشان به پیامبرى فرشته‌اى از آسمان نازل مى‌کردیم.///بگو: اگر در روى زمین فرشتگانى بودند که آسوده خاطر راه مى‌رفتند، البته بر آنها نیز از آسمان فرشته‌اى را به عنوان پیامبر مى‌فرستادیم///بگو: «اگر در روى زمین فرشتگانى بودند که با اطمینان راه مى‌رفتند، البته بر آنان [نیز] فرشته‌اى را بعنوان پیامبر از آسمان نازل مى‌کردیم.»///بگو: «اگر در زمین [به جاى بشر] فرشتگانى بودند که با آرامش راه مى‌رفتند، حتما ما از آسمان فرشته‌اى را به عنوان پیامبر بر آنان مى‌فرستادیم.»///بگو: اگر فرشتگان را در زمین مسکن و قرارگاه بودی ما هم فرشته‌ای را از آسمان به رسالت بر آنها می‌فرستادیم (که رسول باید از جنس امت باشد و گرنه حجت و معجزش پذیرفته نشود).///بگو اگر در روی زمین فرشتگانی بودند که آرام و آهسته [به این سو و آن سو] می‌رفتند ما نیز برای آنان از آسمانی فرشته‌ای به پیامبری فرو می‌فرستادیم‌///بگو: «(حتی) اگر در روی زمین فرشتگانی (زندگی می‌کردند، و) با آرامش گام برمی‌داشتند، ما فرشته‌ای را به عنوان رسول، بر آنها می‌فرستادیم!» (چرا که رهنمای هر گروهی باید از جنس خودشان باشد).///بگو اگر میبود در زمین فرشتگانی که راه می‌رفتند آرمیدگان هر آینه می‌فرستادیم بر ایشان از آسمان فرشته‌ای را پیامبر///بگو: «اگر در روی زمین فرشتگانی بودند- که با آرامش و اطمینان راه می‌رفتند- بی‌گمان از آسمان بر آنان فرشته‌ای را به پیامبری فرو می‌فرستادیم.» quran_en_fa Say: "Enough is Allah for a witness between me and you: for He is well acquainted with His servants, and He sees (all things). بگو: کافی است که خدا میان من و شما [در صدق نبوتم] شاهد باشد؛ چون او به بندگانش آگاه و بیناست.///بگو: کافی است که خدا میان من و شما [در صدق نبوتم] شاهد باشد؛ چون او به بندگانش آگاه و بیناست.///بگو خدا میان من و شما شهادت را کافى است، زیرا او به بندگانش آگاه و بیناست.///بگو: همین بس که خداوند میان من و شما گواه است، همانا او به حال بندگانش آگاه و بیناست///بگو: «میان من و شما، گواه بودن خدا کافى است، چرا که او همواره به [حال‌] بندگانش آگاه بینا است.»///بگو: «میان من و شما خداوند براى گواهى کافى است، او نسبت به بندگانش آگاه و بیناست.»///(ای پیغمبر، پس از اتمام حجت به امت) بگو: خدا شاهد میان من و شما کافی است که او به (احوال) بندگانش آگاه و بصیر است.///بگو خداوند بین من و شما گواه بس، که او بر بندگان خویش آگاه و بیناست‌///بگو: «همین کافی است که خداوند، میان من و شما گواه باشد؛ چرا که او نسبت به بندگانش آگاه و بیناست!///بگو بس است خدا گواهی میان من و شما همانا او است به بندگان خود آگاهی بینا///بگو: «بین من و شما، گواهی خدا (در کتابش و در فطرت و عقلانیت مکلفان) کافی است. به‌راستی او به (حال) بندگانش بسی آگاه و بینا بوده است‌.» quran_en_fa It is he whom Allah guides, that is on true Guidance; but he whom He leaves astray - for such wilt thou find no protector besides Him. On the Day of Judgment We shall gather, them together, prone on their faces, blind, dumb, and deaf: their abode will be Hell: every time it shows abatement, We shall increase from them the fierceness of the Fire. و هر که را خدا هدایت کند، پس او هدایت یافته است، و آنان را که خدا [به کیفر لج بازی و عنادشان] گمراه سازد، هرگز در برابر خدا برای آنان یاورانی نخواهی یافت، و آنان را روز قیامت در حالی که به رو در افتاده‌اند، کور و لال و کر محشور می‌کنیم، جایگاهشان دوزخ است، هرگاه [شعله] آتشش فرو نشیند، شعله‌ای دیگر بر آنان می‌افزاییم.///و هر که را خدا هدایت کند، پس او هدایت یافته است، و آنان را که خدا [به کیفر لج بازی و عنادشان] گمراه سازد، هرگز در برابر خدا برای آنان یاورانی نخواهی یافت، و آنان را روز قیامت در حالی که به رو در افتاده‌اند، کور و لال و کر محشور می‌کنیم، جایگاهشان دوزخ است، هرگاه [شعله] آتشش فرو نشیند، شعله‌ای دیگر بر آنان می‌افزاییم.///و هر که را خدا هدایت کند، هدایت شده است. و هر که را گمراه سازد جز خداى براى او سرپرستى نیابى و در روز قیامت در حالى که چهره‌هایشان رو به زمین است، کور و لال و کر محشورشان مى‌کنیم و جهنم جایگاه آنهاست که هر چه شعله آن فرو نشیند بیشترش مى‌افروزیم.///و هر که را خدا هدایت کند رهیافته اوست، و هر که را گمراه کند جز خدا برایشان سرپرستى نخواهى یافت، و روز قیامت آنها را به رو افتاده و چشم بسته و لال و کر محشور مى‌کنیم. جایگاهشان دوزخ است که هر دم آتش آن فرو نشیند، شراره‌اى تازه برایشان مى‌افزاییم///و هر که را خدا هدایت کند او رهیافته است، و هر که را گمراه سازد، در برابر او براى آنان هرگز دوستانى نیابى، و روز قیامت آنها را کور و لال و کر، به روى چهره‌شان درافتاده، برخواهیم انگیخت: جایگاهشان دوزخ است. هر بار که آتش آن فرو نشیند، شراره‌اى [تازه‌] برایشان مى‌افزاییم.///و هر که را خدا هدایت کند، پس او هدایت‌یافته است. و هر که را گمراه سازد، هرگز یاورانى جز خدا براى آنان نخواهى یافت. و آنان را روز رستاخیز گرد مى‌آوریم، در حالى که کور و گنگ و کرند، بر صورت‌هایشان [کشیده مى‌شوند،] و جایگاهشان دوزخ است، که هرگاه [شعله‌ی آن] خاموش شود، آتش آنان را بیافزاییم.///و هر که را خدا رهنمایی کند آن کس به حقیقت هدایت یافته و هر که را به گمراهی واگذارد دیگر جز خدا هیچ (رهنما و) دوست و نگهبانی بر آنها نخواهی یافت و چون روز قیامت شود بر روی صورت (بکشانیم و) کور و گنگ و کر محشورشان خواهیم کرد؛ به دوزخ مسکن کنند که هرگه آن دوزخ آتشش خاموش شود باز شدیدتر بر آنها سوزان و فروزانش کنیم.///و کسی که خداوند هدایتش کند رهیافته است و کسانی را که بیراه واگذارد، هرگز برای آنان در برابر او دوستانی نخواهی یافت، و آنان را در روز قیامت، نابینا و گنگ و ناشنوا، به رو در افتاده محشور گردانیم و سرایشان جهنم است که هر چه شعله‌اش فرو نشیند، بر ایشان افروخته می‌داریم‌///هر کس را خدا هدایت کند، هدایت یافته واقعی اوست؛ و هر کس را (بخاطر اعمالش) گمراه سازد، هادیان و سرپرستانی غیر خدا برای او نخواهی یافت؛ و روز قیامت، آنها را بر صورتهایشان محشور می‌کنیم، در حالی که نابینا و گنگ و کرند؛ جایگاهشان دوزخ است؛ هر زمان آتش آن فرونشیند، شعله تازه‌ای بر آنان می‌افزاییم!///و آن را که خدا هدایت کند او است هدایت‌شده و آن را که گم کند هرگز نیابی برای ایشان دوستانی جز او و گردآریمشان روز قیامت بر چهره‌هاشان کوران و گنگان و کران جایگاه ایشان است دوزخ هرگاه خاموش شود (فرونشیند) بیفزائیمشان آتش را///و هر که را خدا راه نماید (هم) او ره‌یافته است و هر که را گمراه سازد، جز او برای آنان هرگز رهبرانی نیابی. و روز قیامت آنان را در حالی که کوران و لالان و کرانی هستند (که) بر روی چهره‌هاشان در افتادند، ناگزیرگرد آوریم؛ پناهگاه‌شان دوزخ است، (و) هر بار آتش آن فرو نشیند، شراره‌ای سوزان برآنان می‌افزاییم. quran_en_fa That is their recompense, because they rejected Our signs, and said, "When we are reduced to bones and broken dust, should we really be raised up (to be) a new Creation?" این کیفر آنان است، به سبب اینکه به آیات ما کافر شدند و گفتند: آیا ما وقتی استخوان [جدا از هم و ریز ریز] و پوسیده شدیم، با آفرینش جدید برانگیخته خواهیم شد؟///این کیفر آنان است، به سبب اینکه به آیات ما کافر شدند و گفتند: آیا ما وقتی استخوان [جدا از هم و ریز ریز] و پوسیده شدیم، با آفرینش جدید برانگیخته خواهیم شد؟///این کیفر آنهاست، زیرا به آیات ما ایمان نیاوردند و گفتند: آیا چون ما استخوان شدیم و خاکى، ما را به صورت تازه‌اى زنده مى‌کنند؟///سزایشان همین است، چرا که آنها آیات ما را انکار کردند و گفتند: آیا وقتى ما استخوان و خاک شدیم باز در آفرینشى جدید زنده خواهیم شد///جزاى آنها این است، چرا که آیات ما را انکار کردند و گفتند: «آیا وقتى ما استخوان و خاک شدیم [باز] در آفرینشى جدید برانگیخته خواهیم شد؟»///آن [دوزخ] کیفر آنان است، بدان جهت که کافر شدند و گفتند: «آیا پس از آن که [مردیم و به صورت] استخوان، و [پراکنده و] ریز ریز شدیم، آیا واقعا به صورت آفریده‌ى جدیدى برانگیخته خواهیم شد؟»///این است کیفر آن کافران چون به آیات ما کافر شدند و گفتند: آیا پس از آنکه ما استخوانی پوسیده و غباری پراکنده شویم از نو باز برانگیخته می‌شویم؟///این جزای آنان است چرا که آیات ما را انکار کردند و گفتند آیا چون استخوانهای [پوسیده و] خرد و خاک شدیم در هیئت آفرینشی تازه برانگیخته خواهیم شد؟///این کیفر آنهاست، بخاطر اینکه نسبت به آیات ما کافر شدند و گفتند: «آیا هنگامی که ما استخوانهای پوسیده و خاکهای پراکنده‌ای شدیم، بار دیگر آفرینش تازه‌ای خواهیم یافت؟!»///این است پاداش ایشان بدانچه کفر ورزیدند به آیتهای ما و گفتند آیا هرگاه شدیم استخوانهائی و خاکی آیا مائیم برانگیختگان در آفرینشی نوین‌///این (همان) کیفرشان است به سبب اینکه همواره آنان آیات ما (یا با آیات ما همان‌ها) را انکار کردند و گفتند: «آیا آن هنگام که ما استخوان‌ها و پوسیدگانی پراکنده باشیم، آیا به‌راستی ما با آفرینشی نوین، بی‌گمان (از) برانگیخته‌شدگانیم‌؟» quran_en_fa See they not that Allah, Who created the heavens and the earth, has power to create the like of them (anew)? Only He has decreed a term appointed, of which there is no doubt. But the unjust refuse (to receive it) except with ingratitude. آیا ندانستند خدایی که آسمان‌ها و زمین را آفرید، می‌تواند مانند آنان را [پس از پوسیده شدن] بیافریند؟ برای آنان مدتی معین قرار داده که هیچ تردیدی در آن نیست، ولی [این] ستمکاران جز انکار [قیامت و تکذیب محشور شدن در آن] را نخواستند.///آیا ندانستند خدایی که آسمان‌ها و زمین را آفرید، می‌تواند مانند آنان را [پس از پوسیده شدن] بیافریند؟ برای آنان مدتی معین قرار داده که هیچ تردیدی در آن نیست، ولی [این] ستمکاران جز انکار [قیامت و تکذیب محشور شدن در آن] را نخواستند.///آیا نمى‌دانند که خدایى که آسمانها و زمین را آفریده است قادر است که همانند آنها را بیافریند و برایشان مدت عمرى نهاده که در آن تردیدى نیست؟ اما ظالمان جز انکار نکنند.///آیا ندانسته‌اند خدایى که آسمان‌ها و زمین را آفریده قادر است همانند آنها را بیافریند و براى آنها اجلى معین کرده است که شکى در آن نیست؟ ولى ستمگران، سر باز زده، جز کفر و انکار [نخواستند]///آیا ندانستند که خدایى که آسمانها و زمین را آفریده، تواناست که مانند آنان را بیافریند و [همان خداست که‌] برایشان زمانى مقرر فرموده که در آن هیچ شکى نیست؟ و [لى‌] ستمگران جز انکار [چیزى را] نپذیرفتند.///آیا نیندیشیده‌اند خداوندى که آسمان‌ها و زمین را آفریده است، تواناست که همانند آنان را [نیز] بیافریند. و خداوند براى آنان مدتى معین کرده که شکى در آن نیست، اما ستمگران سر باز می‌زنند و جز به کفر به چیزى تن نمى‌دهند.///آیا ندیدند که آن خدایی که آسمانها و زمین را آفرید قادر است که مانند اینها را باز خلق کند و بر آنها وقت روز موعودی که بی‌شک خواهد آمد مقرر گرداند؟! (آری با این همه آیات و حجت قاطع) باز ستمکاران جز راه کفر و عناد نپیمودند.///آیا ننگریسته‌اند که خداوندی که آسمانها و زمین را آفریده است، تواناست که همانند ایشان را بیافریند، و برای آنان اجلی مقرر دارد که شکی در فرارسیدنش نباشد، و ستمکاران [مشرک‌] از ناحق‌شناسی جز ناسپاسی را نخواستند///آیا نمی‌دانند خدایی که آسمانها و زمین را آفریده، قادر است مثل آنان را بیافریند (و به زندگی جدید بازشان گرداند)؟! و برای آنان سرآمدی قطعی -که شکی در آن نیست- قرار داده؛ اما ظالمان، جز کفر و انکار را پذیرا نیستند!///آیا ندیدند که خداوندی که آفرید آسمانها و زمین را توانا است بر آنکه بیافرد مانند ایشان را و نهاده است برای ایشان سرآمدی را که نیست شکی در آن پس نخواستند ستمگران جز ناسپاسی را///آیا (دلیل‌های دیگر را درنیافتند) و ننگریستندکه خدایی که به‌راستی آسمان‌ها و زمین را آفریده، تواناست بر این که مانندشان را بیافریند؛ حال آنکه (همو) برایشان اجلی مقرر فرموده، (که) در آن هیچ شک مستندی نیست‌؟ پس ستمکاران تنها از روی کفر (یا) کفران‌ (از آن) خودداری کردند. quran_en_fa Say: "If ye had control of the Treasures of the Mercy of my Lord, behold, ye would keep them back, for fear of spending them: for man is (every) niggardly!" [به این کافران و مغروران به امور مادی دلفریب] بگو: اگر شما مالک خزینه‌های رحمت پروردگارم [مانند باران، اموال، ارزاق و …] بودید، در آن صورت از ترس [تهی دستی و کم شدنش] از انفاق کردن آن بخل می‌ورزیدید؛ و انسان همواره بسیار بخیل و تنگ نظر است.///[به این کافران و مغروران به امور مادی دلفریب] بگو: اگر شما مالک خزینه‌های رحمت پروردگارم [مانند باران، اموال، ارزاق و …] بودید، در آن صورت از ترس [تهی دستی و کم شدنش] از انفاق کردن آن بخل می‌ورزیدید؛ و انسان همواره بسیار بخیل و تنگ نظر است.///بگو: اگر شما مالک همه خزاین پروردگار من مى‌بودید، از بیم درویشى امساک پیشه مى‌کردید، زیرا آدمى بخیل است.///بگو: اگر شما مالک گنج‌هاى رحمت پروردگار من بودید، در آن صورت از بیم هزینه کردن قطعا امساک مى‌کردید، و آدمى همواره بخیل است///بگو: «اگر شما مالک گنجینه‌هاى رحمت پروردگارم بودید، باز هم از بیم خرج کردن قطعا امساک مى‌ورزیدید، و انسان همواره بخیل است.»///بگو: «اگر شما خزانه‌دار رحمت پروردگارم بودید، قطعا از ترس انفاق [و تهى‌دستى،] چیزى به کسى نمى‌دادید. و انسان تنگ‌نظر و بخیل است!»///بگو که شما اگر دارای گنجهای رحمت (بی‌انتهای) خدای من شوید باز هم از ترس فقر و خوف درویشی، بخل از انفاق خواهید کرد، که انسان طبعا بسیار ممسک و بخیل است.///بگو اگر شما خزاین رحمت پروردگارم را در اختیار داشتید، در آن هنگام هم از بیم درویشی، امساک پیشه می‌کردید، و انسان بخیل است‌///بگو: «اگر شما مالک خزائن رحمت پروردگار من بودید. در آن صورت، (بخاطر تنگ نظری) امساک می‌کردید، مبادا انفاق، مایه تنگدستی شما شود» و انسان تنگ نظر است!///بگو اگر شما می‌داشتید گنجهای رحمت پروردگار مرا در آن هنگام خودداری می‌کردید از ترس بخشش و انسان است بسی خویشتن نگهدار///بگو: «اگر شما مالک گنجینه‌های رحمت پروردگارم باشید، در این هنگام از ترس نابودی (آنها)، قطعا امساک می‌ورزید و (نوع) انسان همواره بخیل بوده است‌.» quran_en_fa To Moses We did give Nine Clear Signs: As the Children of Israel: when he came to them, Pharaoh said to him: "O Moses! I consider thee, indeed, to have been worked upon by sorcery! و به راستی به موسی آن گاه که نزد بنی اسرائیل آمد، نه معجزه روشن دادیم، بنابراین از [آگاهان] بنی اسرائیل بپرس [که آن معجزه‌ها چه بود؟] پس فرعون [با دیدن معجزات] به او گفت: ای موسی! بی تردید من تو را جادوشده می‌پندارم!!///و به راستی به موسی آن گاه که نزد بنی اسرائیل آمد، نه معجزه روشن دادیم، بنابراین از [آگاهان] بنی اسرائیل بپرس [که آن معجزه‌ها چه بود؟] پس فرعون [با دیدن معجزات] به او گفت: ای موسی! بی تردید من تو را جادوشده می‌پندارم!!///از بنى‌اسرائیل بپرس، که چون موسى نزد آنان آمد، به او نه نشانه آشکار داده بودیم. و فرعون به او گفت: اى موسى، پندارم که تو را جادو کرده باشند.///و همانا ما به موسى نه معجزه‌ى آشکار دادیم- پس از بنى اسرائیل بپرس- آن‌گاه که موسى نزد آنها آمد و فرعون به او گفت: اى موسى! من جدا تو را جادو شده مى‌پندارم///و در حقیقت، ما به موسى نه نشانه آشکار دادیم. -پس، از فرزندان اسرائیل بپرس- آنگاه که نزد آنان آمد، و فرعون به او گفت: «اى موسى‌، من جدا تو را افسون‌شده مى‌پندارم.»///به راستی به موسى نه معجزه‌ى روشن دادیم. پس، از [آگاهان‌] بنى‌اسرائیل بپرس. آن‌گاه که [موسى] به سراغشان آمد، پس فرعون به او گفت: «اى موسى! من تو را افسون‌شده مى‌پندارم.»///و همانا ما به موسی نه آیت روشن و معجز آشکار عطا کردیم، این حکایت را از بنی اسرائیل سؤال کن که موسی بر آنها آمد، پس فرعون به او گفت: ای موسی، من تو را سحرزده (یا ساحر و سحر آموز) می‌پندارم.///و به راستی که به موسی معجزات نه‌گانه روشنگری بخشیدیم، از بنی‌اسرائیل بپرس آنگاه که [موسی‌] به نزدشان آمد و فرعون به او گفت ای موسی تو را جادو زده می‌دانم‌///ما به موسی نه معجزه روشن دادیم؛ پس از بنی اسرائیل سؤال کن آن زمان که این (معجزات نه گانه) به سراغ آنها آمد (چگونه بودند)؟! فرعون به او گفت: «ای موسی! گمان می‌کنم تو دیوانه (یا ساحری)!»///و همانا دادیم به موسی نه آیت روشن پس بپرس بنی‌اسرائیل را گاهی که بیامدشان پس گفت بدو فرعون که می‌پندارمت ای موسی جادوشده‌///و همانا ما به موسی به‌راستی نه نشانه‌ی آشکار دادیم - پس از فرزندان اسرائیل بپرس – چون (موسی) نزد آنان آمد، پس فرعون به او گفت: «موسی! همانا من جدا تو را افسون‌شده‌ای می‌پندارم. ‌» quran_en_fa Moses said, "Thou knowest well that these things have been sent down by none but the Lord of the heavens and the earth as eye-opening evidence: and I consider thee indeed, O Pharaoh, to be one doomed to destruction!" موسی گفت: مسلما تو می‌دانی این معجزه‌ها را که بصیرت آور هستند، جز پروردگار آسمان‌ها و زمین نازل نکرده است، و ای فرعون! قطعا من تو را هلاک شده می‌پندارم.///موسی گفت: مسلما تو می‌دانی این معجزه‌ها را که بصیرت آور هستند، جز پروردگار آسمان‌ها و زمین نازل نکرده است، و ای فرعون! قطعا من تو را هلاک شده می‌پندارم.///گفت: به حقیقت مى‌دانى این نشانه‌هاى آشکار را جز پروردگار آسمانها و زمین نفرستاده است. و من اى فرعون، تو را به یقین هلاک شده مى‌بینم.///گفت: تو نیک مى‌دانى که این آیات را که مایه بینش‌هاست جز پروردگار آسمان‌ها و زمین نازل نکرده است، و راستى اى فرعون! من تو را هلاک شده مى‌پندارم///گفت: «قطعا مى‌دانى که این [نشانه‌ها] را که باعث بینشهاست، جز پروردگار آسمانها و زمین نازل نکرده است، و راستى اى فرعون، تو را تباه شده مى‌پندارم.»///موسى گفت: «تو مى‌دانى که این [معجزات] را فقط پروردگار آسمان‌ها و زمین فرستاده است، براى بصیرت شما. و من تو را اى فرعون! هلاک شده مى‌پندارم.»///موسی به فرعون پاسخ داد که تو خود کاملا دانسته‌ای که این آیات را برای هدایت و بینایی (خلق) جز خدای آسمانها و زمین نفرستاده و من ای فرعون، تو را شخصی جاهل و لایق هلاک می‌پندارم.///[موسی‌] گفت خوب می‌دانی که اینها را جز پروردگار آسمانها و زمین روشنگرانه فرو نفرستاده است، و من تو را ای فرعون نابود شدنی می‌دانم‌///(موسی) گفت: «تو می‌دانی این آیات را جز پروردگار آسمانها و زمین -برای روشنی دلها- نفرستاده؛ و من گمان می‌کنم ای فرعون، تو (بزودی) هلاک خواهی شد!»///گفت همانا دانستی که نفرستاده است آنها را مگر پروردگار آسمانها و زمین بینشهائی و همانا می‌پنداریمت ای فرعون نابودشده‌///گفت: «تو به‌راستی و درستی دانسته‌ای (که) این (نشانه‌ها) را جز پروردگار آسمان‌ها و زمین (به عنوان) دیده‌بان‌هایی نازل نکرده است، و من به‌راستی بی‌چون تو را تباه‌شده و هلاکت‌یافته‌ای می‌پندارم‌.» quran_en_fa So he resolved to remove them from the face of the earth: but We did drown him and all who were with him. پس [به دنبال این گفتگو] فرعون تصمیم گرفت آنان را از آن سرزمین برانگیزد و بیرون کند، ولی ما او و همه کسانی را که با او بودند، غرق کردیم.///پس [به دنبال این گفتگو] فرعون تصمیم گرفت آنان را از آن سرزمین برانگیزد و بیرون کند، ولی ما او و همه کسانی را که با او بودند، غرق کردیم.///فرعون قصد آن داشت که ایشان را از آن سرزمین برکند، ولى ما او و همه همراهانش را غرقه ساختیم.///پس فرعون تصمیم گرفت تا آنها را از سرزمین مصر بیرون کند و ما، او و هر که را با وى بود همه را غرق کردیم///پس [فرعون‌] تصمیم گرفت که آنان را از سرزمین [مصر] برکند، پس او و هر که را با وى بود همه را غرق کردیم.///پس [فرعون] تصمیم گرفت که آنان را از آن سرزمین تبعید کند، پس ما او و همه‌ى همراهانش را [در دریا] غرق کردیم.///آن‌گاه فرعون اراده آن کرد که موسی و قومش را از زمین (مصر) براندازد، ما هم او و همدستانش را تمام به دریا غرق کردیم.///[فرعون‌] می‌خواست که راه آنان را از سرزمین خودشان بزند، ولی او و همه کسانی را که همراه او بودند، غرقه ساختیم‌///پس (فرعون) تصمیم گرفت آنان را از آن سرزمین ریشه کن سازد؛ ولی ما، او و تمام کسانی را که با او بودند، غرق کردیم.///پس خواست بلغزاندشان از زمین پس غرقش نمودیم و آنان را که با او بودند همگی‌///پس (فرعون) تصمیم گرفت که آنان را از سرزمین (مصر از بن) بر کند. پس او و هر که را با وی (همگام) بود، همگی را غرق کردیم. quran_en_fa And We said thereafter to the Children of Israel, "Dwell securely in the land (of promise)": but when the second of the warnings came to pass, We gathered you together in a mingled crowd. و پس از فرعون به بنی اسرائیل گفتیم: در این سرزمین ساکن شوید، زمانی که وعده آخرت برسد، همه شما را با هم [به صحرای قیامت] می‌آوریم.///و پس از فرعون به بنی اسرائیل گفتیم: در این سرزمین ساکن شوید، زمانی که وعده آخرت برسد، همه شما را با هم [به صحرای قیامت] می‌آوریم.///و پس از او به بنى‌اسرائیل گفتیم: در آن سرزمین ساکن شوید و چون وعده آخرت رسد همه شما را با هم محشور مى‌کنیم.///و پس از او به بنى اسرائیل گفتیم: در این سرزمین ساکن شوید، پس وقتى وعده‌ى آخرت فرا رسید همه شما را با هم مى‌آوریم///و پس از او به فرزندان اسرائیل گفتیم: «در این سرزمین ساکن شوید، پس چون وعده آخرت فرا رسد شما را همه با هم محشور مى‌کنیم.»///و پس از آن به بنى‌اسرائیل گفتیم: «در این سرزمین جاى گیرید، پس چون موعد آخرت فرارسد، همه‌ى شما را با هم گرد خواهیم آورد.»///و بعد از آن بنی اسرائیل را فرمان دادیم که در آن زمین ساکن شوید تا از آن پس که وعده آخرت فرا رسد همه شما را باز جمعا مبعوث گردانیم (و هر کس را به کیفر و پاداش عمل خود برسانیم).///و پس از او به بنی‌اسرائیل گفتیم در سرزمین خویش ساکن شوید، و چون وعده آخرت فرارسد همگی‌تان را با هم باز آوریم‌///و بعد از آن به بنی اسرائیل گفتیم: «در این سرزمین [= مصر و شام‌] ساکن شوید! اما هنگامی که وعده آخرت فرا رسد، همه شما را دسته جمعی (به آن دادگاه عدل) می‌آوریم»///و گفتیم پس از او به بنی‌اسرائیل جایگزین شوید در زمین تا گاهی که بیاید وعده آخرت بیاریم شما را پیچیده‌///و بعد از او به فرزندان اسرائیل گفتیم: «در (این) سرزمین ساکن شوید، پس هنگامی که وعده‌ی آخرت فرا رسد شما را با هم (گرد) آوریم.» quran_en_fa We sent down the (Qur'an) in Truth, and in Truth has it descended: and We sent thee but to give Glad Tidings and to warn (sinners). و قرآن را به حق نازل کردیم و به حق نازل شد، و تو را جز مژده رسان و بیم دهنده نفرستادیم.///و قرآن را به حق نازل کردیم و به حق نازل شد، و تو را جز مژده رسان و بیم دهنده نفرستادیم.///این قرآن را به حق نازل کرده‌ایم و به حق نازل شده است و تو را نفرستادیم مگر آنکه بشارت دهى و بیم دهى.///و آن [قرآن‌] را به حق نازل کردیم و به حق هم نازل شد، و تو را جز بشارت دهنده و بیم رسان نفرستادیم///و آن [قرآن‌] را به حق فرود آوردیم و به حق فرود آمد، و تو را جز بشارت‌دهنده و بیم‌رسان نفرستادیم.///و آن [قرآن‌] را به حق فروفرستادیم و به حق فرود آمد و ما تو را جز بشارت‌دهنده و بیم‌رسان نفرستادیم.///و ما این آیات (قرآن عظیم) را به حق فرستادیم و به حق و راستی هم نازل شد، و نفرستادیم تو را جز برای آنکه بشارت دهی و بترسانی.///و آن را به حق فرو فرستادیم و به حق هم فرود آمد و تو را جز مژده‌رسان و هشداردهنده نفرستاده‌ایم‌///و ما قرآن را بحق نازل کردیم؛ و بحق نازل شد؛ و تو را، جز بعنوان بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده، نفرستادیم!///و به حق فرستادیمش و به حق فرود آمد و نفرستادیم تو را مگر نویددهنده و ترساننده‌///و آن (قرآن) را به تمامی حق نازل کردیم و به تمامی حق، فرود آمد، و تو را جز بشارت‌دهنده و هشدار‌دهنده‌ای نفرستادیم. quran_en_fa (It is) a Qur'an which We have divided (into parts from time to time), in order that thou mightest recite it to men at intervals: We have revealed it by stages. و قرآن را [جدا جدا و] بخش بخش قرار دادیم تا آن را با درنگ و تأمل بر مردم بخوانی و آن را به تدریج [برپایه حوادث، پیش آمدها و نیازها] نازل کردیم.///و قرآن را [جدا جدا و] بخش بخش قرار دادیم تا آن را با درنگ و تأمل بر مردم بخوانی و آن را به تدریج [برپایه حوادث، پیش آمدها و نیازها] نازل کردیم.///و قرآن را به تفاریق نازل کردیم تا تو آن را با تأنى بر مردم بخوانى و نازلش کردیم، نازل‌کردنى به کمال.///و قرآنى که بخش بخش بر تو نازل کردیم تا آن را بر مردم آرام آرام بخوانى و آن را به تدریج نازل کردیم///و قرآنى [با عظمت را] بخش بخش [بر تو] نازل کردیم تا آن را به آرامى به مردم بخوانى، و آن را به تدریج نازل کردیم.///و قرآنى که آن را بخش­بخش کردیم تا آن را با درنگ بر مردم بخوانى و آن را به تدریج فروفرستادیم.///و قرآنی را جزء جزء (و به تدریج) بر تو فرستادیم که تو نیز بر مردم به تدریج قرائت کنی (و با صبر و تأنی به هدایت خلق پردازی)، و این قرآن کتابی از تنزیلات بزرگ ماست.///و [این‌] قرآنی است که آن را بخش بخش فرو فرستاده و چنانکه باید و شاید نازل کرده‌ایم تا آن را به آهستگی و درنگ بر مردم بخوانی‌///و قرآنی که آیاتش را از هم جدا کردیم، تا آن را با درنگ بر مردم بخوانی؛ و آن را بتدریج نازل کردیم.///و قرآنی که جدا ساختیمش تا بخوانیمش بر مردم بر درنگی و فرستادیم آن را فرستادنی‌///و قرآنی (باعظمت را) بخش‌بخش نمودیم، تا آن را به آرامی بر مردمان بخوانی، و آن را به تدریج فرو فرستادیم فرو فرستادنی (ویژه). quran_en_fa Say: "Whether ye believe in it or not, it is true that those who were given knowledge beforehand, when it is recited to them, fall down on their faces in humble prostration, بگو: به آن ایمان بیاورید یا نیاورید [برای آن یکسان است]، همانا کسانی که پیش از [نزول] آن معرفت و دانش یافته‌اند، زمانی که بر آنان می‌خوانند، سجده کنان به رو در می‌افتند.///بگو: به آن ایمان بیاورید یا نیاورید [برای آن یکسان است]، همانا کسانی که پیش از [نزول] آن معرفت و دانش یافته‌اند، زمانی که بر آنان می‌خوانند، سجده کنان به رو در می‌افتند.///بگو: خواه بدان ایمان بیاورید یا ایمان نیاورید، آنان که از این پیش دانش آموخته‌اند، چون قرآن برایشان تلاوت شود سجده‌کنان بر روى درمى‌افتند.///بگو: خواه به آن ایمان بیاورید خواه نیاورید، بى‌گمان کسانى که پیش از آن علم داده شده‌اند هنگامى که این کتاب بر آنها تلاوت شود سجده‌کنان بر چانه‌ها به خاک افتند///بگو: «[چه‌] به آن ایمان بیاورید یا نیاورید، بى‌گمان کسانى که پیش از [نزول‌] آن دانش یافته‌اند، چون [این کتاب‌] بر آنان خوانده شود سجده‌کنان به روى درمى‌افتند.»///بگو: «به قرآن ایمان بیاورید یا ایمان نیاورید، [براى خداوند یکسان است]، بى‌گمان چون بر کسانى که پیش از این [به آنان] دانش داده‌اند، تلاوت شود، سجده‌کنان با چانه [و صورت بر زمین] مى‌افتند.»///بگو که شما به این کتاب ایمان بیاورید یا نیاورید (مرا یکسان است که) البته آنها که پیش از این به مقام علم و دانش رسیدند هرگاه این آیات بر ایشان تلاوت شود همه با کمال خضوع و فروتنی سر طاعت بر حکم آن فرود آورند.///بگو شما چه به آن ایمان بیاورید چه نیاورید، کسانی که پیش از آن دانش یافته‌اند، چون بر آنان خوانده شود، سجده کنان به رو در می‌افتند///بگو: «خواه به آن ایمان بیاورید، و خواه ایمان نیاورید، کسانی که پیش از آن به آنها دانش داده شده، هنگامی که (این آیات) بر آنان خوانده می‌شود، سجده‌کنان به خاک می‌افتند …///بگو ایمان آرید بدان یا نیارید همانا آنان که داده شدند دانش را پیش از آن گاهی که خوانده شود بر ایشان بیفتند بر چانه‌ها سجده‌کنان‌///بگو: «(چه) به آن ایمان بیاورید یا ایمان نیاورید، بی‌گمان کسانی که پیش از (نزول) قرآن (نسبت به آن) علم داده‌شده‌اند، هنگامی که (این کتاب) بر آنان خوانده‌شود سجده‌کنان بر (روی) چانه‌هاشان فرو می‌افتند؛ quran_en_fa "And they say: 'Glory to our Lord! Truly has the promise of our Lord been fulfilled!'" و می‌گویند: منزه و پاک است پروردگارمان بی تردید وعده پروردگارمان [به پاداش مؤمنان و کیفر مجرمان] قطعا انجام شدنی است.///و می‌گویند: منزه و پاک است پروردگارمان بی تردید وعده پروردگارمان [به پاداش مؤمنان و کیفر مجرمان] قطعا انجام شدنی است.///و مى‌گویند: منزه است پروردگار ما. وعده پروردگار ما انجام‌یافتنى است.///و مى‌گویند: منزه است پروردگار ما، که وعده‌ى پروردگارمان قطعا انجام شدنى است///و مى‌گویند: «منزه است پروردگار ما، که وعده پروردگار ما قطعا انجام‌شدنى است.»///و مى‌گویند: «پروردگارمان منزه است، همانا وعده‌ى پروردگار ما انجام‌شدنى است.»///و گویند: پروردگار ما پاک و منزه است، البته وعده خدای ما محققا واقع خواهد شد.///و می‌گویند پاک و منزه است پروردگار ما، وعده پروردگار ما انجام یافتنی است‌///و می‌گویند: «منزه است پروردگار ما، که وعده‌هایش به یقین انجام‌شدنی است!»///و گویند منزه است پروردگار ما همانا وعده پروردگار ما است شدنی‌///و می‌گویند: «منزه است پروردگارمان، که وعده‌ی پروردگار ما حتما انجام شدنی بوده‌است.» quran_en_fa They fall down on their faces in tears, and it increases their (earnest) humility. و گریه کنان به رو در می‌افتند و [شنیدن قرآن] بر فروتنی و خشوعشان می‌افزاید.///و گریه کنان به رو در می‌افتند و [شنیدن قرآن] بر فروتنی و خشوعشان می‌افزاید.///و به رو درمى‌افتند و مى‌گریند و بر خشوعشان افزوده مى‌شود.///و گریه کنان بر چانه‌ها به خاک افتند و خشوعشان افزون شود///و بر روى زمین مى‌افتند و مى‌گریند و بر فروتنى آنها مى‌افزاید.///و گریه‌کنان بر چانه [و صورت به زمین] مى‌افتند و همواره بر خشوعشان افزوده مى‌شود.///و آنها با چشم گریان همه سر به خاک عبودیت نهاده، و پیوسته بر فروتنی و ترسشان (از خدا) می‌افزاید.///و به رو در می‌افتند و می‌گریند و بر خشوع و خشیت آنان می‌افزاید///آنها (بی‌اختیار) به زمین می‌افتند و گریه می‌کنند؛ و (تلاوت این آیات، همواره) بر خشوعشان می‌افزاید.///و بیفتند بر چانه‌ها گریه کنند و بیفزایدشان زاری (فروتنی)///و بر (روی) چانه‌هاشان گریان (بر خاک) فرو می‌افتند، در حالی‌که (این عمل) فروتنی آنان را افزون می‌کند. quran_en_fa Say: "Call upon Allah, or call upon Rahman: by whatever name ye call upon Him, (it is well): for to Him belong the Most Beautiful Names. Neither speak thy Prayer aloud, nor speak it in a low tone, but seek a middle course between." بگو: خدا را بخوانید یا رحمان را بخوانید، هر کدام را بخوانید [ذات یکتای او را خوانده‌اید] نیکوترین نام‌ها [که این دو نام هم از آنهاست] فقط ویژه اوست. و نماز خود را با صدای بلند و نیز با صدای آهسته مخوان و میان این دو [صدا] راهی میانه بجوی.///بگو: خدا را بخوانید یا رحمان را بخوانید، هر کدام را بخوانید [ذات یکتای او را خوانده‌اید] نیکوترین نام‌ها [که این دو نام هم از آنهاست] فقط ویژه اوست. و نماز خود را با صدای بلند و نیز با صدای آهسته مخوان و میان این دو [صدا] راهی میانه بجوی.///بگو: چه الله را بخوانید چه رحمان را بخوانید، هر کدام را که بخوانید، نامهاى نیکو از آن اوست. صدایت را به نماز بلند مکن و نیز صدایت را بدان آهسته مکن و میان این دو راهى برگزین.///بگو: الله را بخوانید یا رحمان را بخوانید، هر کدام را خواندید بهترین نام‌ها براى اوست، و نمازت را زیاد بلند یا خیلى آهسته نخوان و میان آن دو راهى معتدل برگیر///بگو: «خدا را بخوانید یا رحمان را بخوانید، هر کدام را بخوانید، براى او نامهاى نیکوتر است.» و نمازت را به آواز بلند مخوان و بسیار آهسته‌اش مکن، و میان این [و آن‌] راهى [میانه‌] جوى.///بگو: «نام الله را بخوانید یا نام رحمان را، هر کدام را بخوانید، [او را خوانده‌اید،] بهترین نام‌ها از آن اوست.» و نمازت را خیلى بلند یا خیلى آهسته نخوان و میان این دو، راه [میانه‌اى] را برگزین.///بگو که خواه خدا را به اسم الله یا به اسم رحمان بخوانید، به هر اسمی بخوانید اسماء نیکو همه مخصوص اوست. و تو در نماز نه صدا را بسیار بلند و نه بسیار آهسته گردان بلکه حد وسط را اختیار کن.///بگو او را چه الله بخوانید چه رحمان، هر چه بخوانید او را نامهای نیک است، و نمازت را نه بلند بخوان و نه آهسته، و راهی میانه برگزین‌///بگو: ««الله» را بخوانید یا «رحمان» را، هر کدام را بخوانید، (ذات پاکش یکی است؛ و) برای او بهترین نامهاست!» و نمازت را زیاد بلند، یا خیلی آهسته نخوان؛ و در میان آن دو، راهی (معتدل) انتخاب کن!///بگو بخوانید الله را یا بخوانید رحمن را هر کدام را بخوانید او را است نامهای نکو و نه بلند گردان آواز را به نماز خویش و نه آهسته بیارش و بجوی میانه این راهی را///بگو: «الله را بخوانید یا رحمان را بخوانید، هرکدام را (خواهید) بخوانید و بخواهید، برای او نیکوترین نام‌هاست. و نمازت را به آواز بلند مخوان و آنرا بسیار آهسته (هم) مخوان و در این میان راهی (میانه) برگزین.» quran_en_fa Say: "Praise be to Allah, who begets no son, and has no partner in (His) dominion: Nor (needs) He any to protect Him from humiliation: yea, magnify Him for His greatness and glory!" و بگو: همه ستایش‌ها ویژه خداست که نه فرزندی گرفته و نه در فرمانروایی شریکی دارد و نه او را به سبب ناتوانی و ذلت یار و یاوری است. و او را بسیار بزرگ شمار.///و بگو: همه ستایش‌ها ویژه خداست که نه فرزندی گرفته و نه در فرمانروایی شریکی دارد و نه او را به سبب ناتوانی و ذلت یار و یاوری است. و او را بسیار بزرگ شمار.///بگو: سپاس خدایى را که فرزندى ندارد و او را شریکى در ملک نیست و به مذلت نیفتد که به یارى محتاج شود. پس او را تکبیر گوى، تکبیرى شایسته.///و بگو: ستایش خداى را که نه فرزندى گرفته و نه در فرمانروایى شریکى دارد و نه از زبونى او را یاورى بوده، و او را به بزرگداشتى تمام بزرگ دار///و بگو: «ستایش خدایى را که نه فرزندى گرفته و نه در جهاندارى شریکى دارد و نه خوار بوده که [نیاز به‌] دوستى داشته باشد.» و او را بسیار بزرگ شمار.///و بگو: «ستایش از آن خداوندى است که نه فرزندى براى خود گرفته است، و نه در حاکمیت، شریکى براى او بوده، و نه هرگز به خاطر ذلت و ناتوانی، یاورى گرفته است.» و او را چنان که باید، بزرگ بشمار.///و بگو: ستایش مخصوص خداست که نه هرگز فرزندی برگرفته و نه شریکی در ملک خود دارد و نه هرگز عزت و اقتدار او را نقصی رسد که به دوست و مددکاری نیازمند شود، و پیوسته ذات الهی را به بزرگترین اوصاف کمال ستایش کن.///و بگو سپاس خداوندی را که نه فرزندی برگزیده و نه در جهانداری شریکی دارد و نه از سر ناچاری دوستی دارد، و او را چنانکه باید و شاید بزرگ بشمار///و بگو: «ستایش برای خداوندی است که نه فرزندی برای خود انتخاب کرده، و نه شریکی در حکومت دارد، و نه بخاطر ضعف و ذلت، (حامی و) سرپرستی برای اوست!» و او را بسیار بزرگ بشمار!///و بگو سپاس خداوندی را که برنگرفت فرزندی و نبودش شریکی در پادشاهی و نیستش سرپرستی از زبونی و بزرگ دار او را بزرگ داشتنی‌///و بگو: «هرستایش (شایسته) برای خداست که نه فرزندی برگرفته و نه برای او در جهان‌داری شریکی بوده و نه برایش سرپرستی از (روی) خواری بوده است.» و او را بزرگ بدار، بزرگ‌داشتنی (شایسته). quran_en_fa Praise be to Allah, Who hath sent to His Servant the Book, and hath allowed therein no Crookedness: همه ستایش‌ها ویژه خداست که این کتاب را بر بنده‌اش نازل کرد و برای آن هیچ گونه انحراف و کژی قرار نداد.///همه ستایش‌ها ویژه خداست که این کتاب را بر بنده‌اش نازل کرد و برای آن هیچ گونه انحراف و کژی قرار نداد.///سپاس خداوندى را که بر بنده خود این کتاب را نازل کرد و هیچ کجى و انحراف در آن ننهاد.///ستایش خداى را که این کتاب [آسمانى‌] را بر بنده‌ى خود نازل کرد و هیچ گونه انحرافى در آن ننهاد///ستایش خدایى را که این کتاب [آسمانى‌] را بر بنده خود فرو فرستاد و هیچ گونه کژى در آن ننهاد،///ستایش مخصوص خدایى است که کتاب بر بنده‌ى خود نازل کرد و براى آن هیچ‌گونه انحرافى قرار نداد.///ستایش و سپاس مخصوص خداست که بر بنده خاص خود (محمد صلی الله علیه و آله و سلم) این کتاب بزرگ (قرآن) را نازل کرد و در آن هیچ نقص و کژی ننهاد.///سپاس خداوندی را که بر بنده خویش کتاب آسمانی را که در آن هیچ‌گونه کژی و کاستی نگذارده، نازل کرده است‌///حمد مخصوص خدایی است که این کتاب (آسمانی) را بر بنده (برگزیده) اش نازل کرد، و هیچ گونه کژی در آن قرار نداد …///سپاس خدائی را که فرستاد بر بنده خویش کتاب را و قرار نداد برای آن کجی را///هر ستایش (شایسته) خدا را سزاست که (این) کتاب [: قرآن] را بر بنده (ی ویژه) ‌اش فرو فرستاد و برایش (هیچ گونه) کژی ننهاد. quran_en_fa (He hath made it) Straight (and Clear) in order that He may warn (the godless) of a terrible Punishment from Him, and that He may give Glad Tidings to the Believers who work righteous deeds, that they shall have a goodly Reward, [کتابی] است درست و استوار [و برپادارنده مصالح حیات انسان] تا از سوی خود [ستمکاران را] به عذابی سخت بیم دهد، و مؤمنانی را که کارهای شایسته انجام می‌دهند، مژده دهد که برای آنان پاداشی نیکوست.///[کتابی] است درست و استوار [و برپادارنده مصالح حیات انسان] تا از سوی خود [ستمکاران را] به عذابی سخت بیم دهد، و مؤمنانی را که کارهای شایسته انجام می‌دهند، مژده دهد که برای آنان پاداشی نیکوست.///کتابى عارى از انحراف. تا مردم را از خشم شدید خود بترساند و مؤمنان را که کارهاى شایسته مى‌کنند، بشارت دهد که پاداشى نیکو دارند،///[کتابى‌] راست و درست، تا به عقوبتى سخت از نزد خود هشدار دهد و مؤمنان را که کارهاى شایسته مى‌کنند نوید بخشد که ایشان را پاداشى نیکوست/// [کتابى‌] راست و درست، تا [گناهکاران را] از جانب خود به عذابى سخت بیم دهد، و مؤمنانى را که کارهاى شایسته مى‌کنند نوید بخشد که براى آنان پاداشى نیکوست.///[کتابى] استوار، تا از عذاب شدیدى که از سوى اوست، بترساند و به مؤمنانى که کارهاى شایسته انجام مى‌دهند، بشارت دهد که براى آنان پاداشى نیکوست.///کتابی است در نهایت استواری تا (به این کتاب بزرگ خلق را) از عذاب سخت خود بترساند و اهل ایمان را که اعمال آنها نیکوست به اجر بسیار نیکو بشارت دهد.///کتابی استوار که از سوی او عقوبتی سخت را هشدار دهد، و به مؤمنانی که نیکوکاری می‌کنند بشارت دهد که پاداشی نیک [در پیش‌] دارند///در حالی که ثابت و مستقیم و نگاهبان کتابهای (آسمانی) دیگر است؛ تا (بدکاران را) از عذاب شدید او بترساند؛ و مؤمنانی را که کارهای شایسته انجام می‌دهند، بشارت دهد که پاداش نیکویی برای آنهاست …///راست است تا بترساند نیروئی سخت را از نزدش و مژده دهد مؤمنان را که کردار شایسته کنند آنکه ایشان را پاداشی نکو است‌///حال آنکه (این کتاب) پربها، محکم و استوار است، تا (خدا به وسیله‌ی قرآن) برخوردی شدید را از جانب خود (به کفار) هشدار دهد، و مؤمنان را که کارهای شایسته (ی ایمان) می‌کنند بسی‌نوید‌بخشد، ‌که براستی برایشان پاداشی نیکوست. quran_en_fa Wherein they shall remain for ever: که در آن پاداش نیکو، جاودانه ماندگارند.///که در آن پاداش نیکو، جاودانه ماندگارند.///در حالى که تا ابد در آن جاودانه‌اند.///که جاودانه در آن خواهند بود///در حالى که جاودانه در آن [بهشت‌] ماندگار خواهند بود.///براى همیشه در آن [بهشت] ماندگارند.///که در آن سر منزل پر نعمت بهشتی زندگانی ابدی خواهند داشت.///که جاودانه [در جوار رحمت او] ماندگارند///(همان بهشت برین) که جاودانه در آن خواهند ماند!///درنگ‌کنندگان در آن همیشه‌///حال آنکه در آن (پاداش نیکو) همیشه ماند‌گارند. quran_en_fa Further, that He may warn those (also) who say, "Allah hath begotten a son": و [نیز] کسانی را که گفتند: خدا [برای خود] فرزندی گرفته است، [به آتش دوزخ] بیم دهد.///و [نیز] کسانی را که گفتند: خدا [برای خود] فرزندی گرفته است، [به آتش دوزخ] بیم دهد.///و کسانى را که گفتند: خدا فرزندى اختیار کرد، بترساند.///و تا کسانى را که گفتند: خداوند فرزندى گرفته است، هشدار دهد///و تا کسانى را که گفته‌اند: خداوند فرزندى گرفته است، هشدار دهد.///و تا بیم دهد به آنان که گفتند: «خداوند براى خود فرزندى گرفته است!»///و بترساند آنان را که گفتند: خدا فرزندی (برای خود) برگرفته است.///و تا کسانی را که می‌گویند خداوند فرزندی برگزیده است، بیم دهد///و (نیز) آنها را که گفتند: «خداوند، فرزندی (برای خود) انتخاب کرده است»، انذار کند.///و بترساند آنان را که گفتند برگرفت خدا فرزندی را///و (همچنین) کسانی را که گفتند: «خدا فرزندی (برای خود) برگرفته» هشدار دهد. quran_en_fa No knowledge have they of such a thing, nor had their fathers. It is a grievous thing that issues from their mouths as a saying what they say is nothing but falsehood! نه آنان به این [سخن خرافی و بی پایه] یقین و دانشی دارند و نه پدرانشان [بلکه گفتارشان از روی جهل و نادانی است] چه بزرگ سخنی است که [از روی افترا] از دهانشان بیرون می‌آید؛ آنان جز دروغ نمی‌گویند.///نه آنان به این [سخن خرافی و بی پایه] یقین و دانشی دارند و نه پدرانشان [بلکه گفتارشان از روی جهل و نادانی است] چه بزرگ سخنی است که [از روی افترا] از دهانشان بیرون می‌آید؛ آنان جز دروغ نمی‌گویند.///نه خود به آن دانشى دارند و نه پدرانشان داشته‌اند، چه بزرگ است سخنى که از دهانشان بیرون مى‌آید و جز دروغى نمى‌گویند.///نه آنان و نه پدرانشان به این [گفتار] دانشى ندارند. سخن بزرگى است که از دهانشان بیرون مى‌آید. [و] جز دروغ نمى‌گویند///نه آنان و نه پدرانشان به این [ادعا] دانشى ندارند. بزرگ سخنى است که از دهانشان برمى‌آید. [آنان‌] جز دروغ نمى‌گویند.///نه آنان به این [سخن بى‌پایه‌] یقین و دانشى دارند و نه پدرانشان. این سخنى که از دهانشان بیرون مى‌آید، تهمت بزرگى است و جز دروغ نمى‌گویند.///آنها نه خود و نه پدرانشان از روی علم و دانش سخن نمی‌گویند، این کلمه بزرگی است که از دهنشان خارج می‌شود و جز دروغ چیزی نمی‌گویند.///به این امر نه خودشان علم [و یقین‌] دارند نه پدرانشان، ناپسند است سخنی که از دهان ایشان بر می‌آید، و جز دروغ نمی‌گویند///نه آنها (هرگز) به این سخن یقین دارند، و نه پدرانشان! سخن بزرگی از دهانشان خارج می‌شود! آنها فقط دروغ می‌گویند!///نیستشان بدان علمی و نه پدران ایشان را بزرگ سخنی است که برون آید از دهانهای ایشان نمی‌گویند جز دروغی را///نه برای آنان و نه برای پدرانشان بر این (ادعا) هیچ گونه دانشی (و بینشی) نیست. سخنی بس گران (و گزاف) است که از دهانشان (و نه از فطرت‌ها و عقلانیتشان) برون می‌آید (و آنان) جز دروغ نمی‌گویند. quran_en_fa Thou wouldst only, perchance, fret thyself to death, following after them, in grief, if they believe not in this Message. شاید تو می‌خواهی اگر [این معاندان لجوج] به این سخن [که قرآن کریم است] ایمان نیاورند، خود را از شدت اندوه هلاک کنی!!///شاید تو می‌خواهی اگر [این معاندان لجوج] به این سخن [که قرآن کریم است] ایمان نیاورند، خود را از شدت اندوه هلاک کنی!!///شاید اگر به این سخن ایمان نیاورند، خویشتن را به خاطرشان از اندوه هلاک سازى.///چه بسا تو از پى [اعراض‌] آنها، اگر به این گفتار ایمان نیاورند، خود را از اندوه هلاک کنى///شاید، اگر به این سخن ایمان نیاورند، تو جان خود را از اندوه، در پیگیرى [کار] شان تباه کنى.///پس [اى پیامبر!] بیم آن مى‌رود که اگر به این سخن [الهی] ایمان نیاورند، تو در پى آنان خود را از شدت اندوه هلاک کنى!///نزدیک است که اگر امت تو به این سخن (قرآن) ایمان نیاورند جان عزیزت را از شدت حزن و تأسف بر آنان هلاک سازی!///و چه بسا تو جان خود را در کار و بار ایشان، از شدت تاسف می‌فرسایی، که چرا به این سخن ایمان نمی‌آورند///] گویی می‌خواهی بخاطر اعمال آنان، خود را از غم و اندوه هلاک کنی اگر به این گفتار ایمان نیاورند!///شاید ببازی تو جان خود را از پی ایشان اگر ایمان نیاوردند بدین داستان بدریغ‌///پس شاید اگر به این سخن ایمان نیاورند، در حال تأسف بر پیامد کارشان خود را هلاک می‌کنی. quran_en_fa That which is on earth we have made but as a glittering show for the earth, in order that We may test them - as to which of them are best in conduct. مسلما ما آنچه را [از درخت، نبات، حیوان، دریا و دیگر آثار] روی زمین است، زینت زمین قرار دادیم تا آنان را آزمایش کنیم که کدامشان از جهت عمل نیکوترند.///مسلما ما آنچه را [از درخت، نبات، حیوان، دریا و دیگر آثار] روی زمین است، زینت زمین قرار دادیم تا آنان را آزمایش کنیم که کدامشان از جهت عمل نیکوترند.///ما هر چه در روى زمین است زینت آن قرار دادیم، تا امتحانشان کنیم که کدامشان به عمل بهترند.///همانا ما آنچه را که بر زمین است زینتى براى آن قرار دادیم تا امتحانشان کنیم که کدام یک از ایشان بهتر عمل مى‌کنند///در حقیقت، ما آنچه را که بر زمین است، زیورى براى آن قرار دادیم، تا آنان را بیازماییم که کدام یک از ایشان نیکوکارترند.///همانا ما آنچه را روى زمین است، زینت براى آن قرار دادیم تا آنان را بیازماییم که کدامشان بهتر و نیکوتر عمل مى‌کنند.///ما آنچه را که در زمین جلوه‌گر است زینت و آرایش ملک زمین قرار دادیم تا مردم را امتحان کنیم که کدام یک عملشان نیکوتر خواهد بود.///ما آنچه را در زمین هست زیوری برای آن ساخته‌ایم تا بیازماییمشان که کدامیک نیکو کردارترند///ما آنچه را روی زمین است زینت آن قرار دادیم، تا آنها را بیازماییم که کدامینشان بهتر عمل می‌کنند!///همانا گردانیدیم آنچه را بر زمین است آرایشی برای آن تا بیازمائیم ایشان را کدامین نکوترند در کردار///در حقیقت، ما آنچه را که روی زمین است، زیوری برای آن قرار دادیم، تا آنان را بیازماییم، (که) کدام یک از ایشان نیکوکارترند. quran_en_fa Verily what is on earth we shall make but as dust and dry soil (without growth or herbage). و بی تردید ما آنچه را روی زمین است، سرانجام، خاک بی گیاه خواهیم کرد.///و بی تردید ما آنچه را روی زمین است، سرانجام، خاک بی گیاه خواهیم کرد.///و نیز ما هستیم که روى زمین را چون بیابانى خشک خواهیم کرد.///و ما [سر انجام‌] آنچه را که بر روى زمین است قطعا بیابانى خشک و بایر خواهیم کرد///و ما آنچه را که بر آن است، قطعا بیابانى بى‌گیاه خواهیم کرد.///و ما [سرانجام] آنچه را روى آن است، به صورت خاک، و زمینى بى‌گیاه قرار مى‌دهیم.///و ما آنچه را زیور زمین گردانیدیم باز همه را به دست ویرانی و فنا می‌دهیم و زمین را دشتی خشک و بی‌گیاه خواهیم ساخت.///و ما [سرانجام‌] آنچه بر روی آن [زمین‌] هست به صورت خاک و خاشاکی سترون در می‌آوریم‌///(ولی) این زرق و برقها پایدار نیست، و ما (سرانجام) قشر روی زمین را خاک بی گیاهی قرار می‌دهیم!///و همانا گرداننده‌ایم آنچه را بر آن است بیابانی خشک‌زار///و ما همانا آنچه را که برزمین (استوار) است بی‌گمان تپه‌ای بی‌گیاه خواهیم کرد. quran_en_fa Or dost thou reflect that the Companions of the Cave and of the Inscription were wonders among Our Sign? آیا گمان کردی که اصحاب کهف و رقیم از نشانه‌های شگفت انگیز ما بودند؟ [چنین نیست؛ زیرا ما را در پهن دشت هستی نشانه هایی شگفت انگیزتر از اصحاب کهف است.]///آیا گمان کردی که اصحاب کهف و رقیم از نشانه‌های شگفت انگیز ما بودند؟ [چنین نیست؛ زیرا ما را در پهن دشت هستی نشانه هایی شگفت انگیزتر از اصحاب کهف است.]///آیا پنداشته‌اى که اصحاب کهف و رقیم از نشانه‌هاى شگفت‌انگیز ما بوده‌اند؟///آیا پنداشته‌اى که اصحاب کهف و سنگ نوشته از آیات عجیب ما بودند///مگر پنداشتى اصحاب کهف و رقیم [=خفتگان غار لوحه‌دار] از آیات ما شگفت بوده است؟///آیا پنداشته‌اى که اصحاب کهف و رقیم، از نشانه‌هاى شگفت ما بودند؟ [ما را نشانه‌هایى شگفت‌انگیزتر از آن نیز هست.]///تو پنداری که (قصه) اصحاب کهف و رقیم (در مقابل این همه آیات قدرت و عجایب حکمتهای ما) از آیات عجیب ماست؟!///گویا دانسته‌ای که داستان اصحاب کهف و رقیم از آیات شگفت‌آور ماست‌///آیا گمان کردی اصحاب کهف و رقیم از آیات عجیب ما بودند؟!///یا پنداشتی که یاران کهف و رقیم بودند از آیتهای ما شگفت‌///یا پنداشتی اصحاب کهف و رقیم [: خفتگان غار لوحه‌دار] از آیات شگفت‌انگیز ما بوده‌اند؟ quran_en_fa Behold, the youths betook themselves to the Cave: they said, "Our Lord! bestow on us Mercy from Thyself, and dispose of our affair for us in the right way!" [یاد کن] هنگامی را که [آن] جوانان در غار پناه گرفتند و گفتند: پروردگارا! رحمتی از نزد خود به ما عطا کن، و برای ما در کارمان زمینه هدایتی فراهم آور.///[یاد کن] هنگامی را که [آن] جوانان در غار پناه گرفتند و گفتند: پروردگارا! رحمتی از نزد خود به ما عطا کن، و برای ما در کارمان زمینه هدایتی فراهم آور.///آنگاه که آن جوانمردان به غارها پناه بردند و گفتند: اى پروردگار ما، ما را از سوى خود رحمت عنایت کن و کار ما را به راه رستگارى انداز.///آن‌گاه که آن جوانان به سوى غار پناه بردند و گفتند: پروردگارا! ما را از جانب خود رحمتى عطا کن و در کارمان براى ما رشد و تعالى فراهم ساز///آنگاه که جوانان به سوى غار پناه جستند و گفتند: «پروردگار ما! از جانب خود به ما رحمتى بخش و کار ما را براى ما به سامان رسان.»///آن‌گاه که آن جوانمردان [از شر حکومت طاغوت‌] به غار پناه بردند، گفتند: «پروردگارا! از سوى خود رحمتى به ما عطا کن و براى ما [زمینه‌ی‌] رشدى در کارمان فراهم ساز!»///آن‌گاه که آن جوانمردان (از بیم دشمن) در غار کوه پنهان شدند و از درگاه خدا مسئلت کردند بار الها، تو در حق ما به لطف خاص خود رحمتی عطا فرما و بر ما وسیله رشد و هدایتی کامل مهیا ساز.///چنین بود که جوانمردان به غار پناه بردند و گفتند پروردگارا بر ما رحمت خویش بگستر و کار ما را به سامان آور///زمانی را به خاطر بیاور که آن جوانان به غار پناه بردند، و گفتند: «پروردگارا! ما را از سوی خودت رحمتی عطا کن، و راه نجاتی برای ما فراهم ساز!»///هنگامی که پناه بردند جوانان به غار پس گفتند پروردگارا بیاور ما را از نزد خویش رحمتی و آماده کن برای ما از کار ما رهبری را///چون آن جوانمردان سوی آن غار پناه جستند، پس گفتند: «پروردگارمان! از جانب خود به ما رحمتی (بزرگ) بده، و از کارمان برایمان سامانی برسان.» quran_en_fa Then We draw (a veil) over their ears, for a number of years, in the Cave, (so that they heard not): پس سالیانی چند در آن غار، خواب را بر گوش هایشان چیره ساختیم.///پس سالیانی چند در آن غار، خواب را بر گوش هایشان چیره ساختیم.///سالى چند در آن غار به خوابشان کردیم.///پس در آن غار سالیانى چند بر گوش‌هایشان [پرده‌ى خواب‌] زدیم///پس در آن غار، سالیانى چند بر گوشهایشان پرده زدیم.///پس ما تا چند سالى که در آن غار بودند، بر گوش‌هاى آنان [پرده‌ى خواب و بی‌هوشى] زدیم.///پس ما (در آن غار از خواب) بر گوش و هوش آنها تا چند سالی پرده بیهوشی زدیم.///و در همان غار بر [چشمها و] گوشهایشان تا چندین سال پرده کشیدیم‌///ما (پرده خواب را) در غار بر گوششان زدیم، و سالها در خواب فرو رفتند.///پس زدیم بر گوشهای آنان در غار سالیانی بی‌شمار (یعنی خوابانیدنشان)///پس (در آن غار) سالیانی چند بر گوش‌هایشان پرده (ی خواب) زدیم. quran_en_fa Then We roused them, in order to test which of the two parties was best at calculating the term of years they had tarried! سپس آنان را [از خواب] برانگیختیم تا مشخص کنیم کدام یک از آن دو گروه، مدت درنگشان را [در غار] به شمار می‌آورند؟///سپس آنان را [از خواب] برانگیختیم تا مشخص کنیم کدام یک از آن دو گروه، مدت درنگشان را [در غار] به شمار می‌آورند؟///سپس بیدارشان کردیم تا بدانیم کدام یک از آن دو گروه حساب مدت آرمیدنشان را داشته‌اند.///آن‌گاه آنها را برانگیختیم تا معلوم داریم کدام یک از آن دو گروه مدت ماندنشان را بهتر حساب مى‌کنند///آنگاه آنان را بیدار کردیم، تا بدانیم کدام یک از آن دو دسته، مدت درنگشان را بهتر حساب کرده‌اند.///سپس آنان را برانگیختیم [و بیدارشان کردیم] تا معلوم سازیم کدام یک از آن دو گروه، مدت خواب و درنگ خود را دقیق‌تر حساب مى‌کند.///پس از آن خواب آنان را برانگیختیم تا معلوم گردانیم کدام یک از آن دو گروه (مؤمنان اهل کتاب که در خواب اصحاب کهف اختلاف داشتند) مدت درنگ در آن غار را بهتر احصا خواهند کرد (و پی به قدرت خدا می‌برند).///آنگاه از خواب بیدارشان ساختیم تا معلوم بداریم که کدام یک از دو گروه، حساب مدت درنگ [و خوابشان‌] را بهتر می‌شمارد///سپس آنان را برانگیختیم تا بدانیم (و این امر آشکار گردد که) کدام یک از آن دو گروه، مدت خواب خود را بهتر حساب کرده‌اند.///سپس برانگیختیمشان تا بدانیم کدام از دو گروه شمرنده‌ترند آنچه را درنگ کردند از مدت‌///سپس آنان را (از این خواب مرگبار) برانگیختیم، تا نشانه نهیم (که) کدام یک از آن دو دسته، زمان درنگشان را بهتر حساب کرده‌اند. quran_en_fa We relate to thee their story in truth: they were youths who believed in their Lord, and We advanced them in guidance: ما خبر [عبرت آموز] شان را به حق و درستی برای تو بیان می‌کنیم: آنان جوانمردانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند، و ما بر هدایتشان افزودیم.///ما خبر [عبرت آموز] شان را به حق و درستی برای تو بیان می‌کنیم: آنان جوانمردانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند، و ما بر هدایتشان افزودیم.///ما خبرشان را به راستى براى تو حکایت مى‌کنیم: آنها جوانمردانى بودند که به پروردگارشان ایمان آورده بودند و ما نیز بر هدایتشان افزودیم.///ما خبرشان را به حق بر تو حکایت مى‌کنیم. آنها جوانانى بودند که به پروردگار خود ایمان آوردند و ما نیز بر هدایتشان افزودیم///ما خبرشان را بر تو درست حکایت مى‌کنیم: آنان جوانانى بودند که به پروردگارشان ایمان آورده بودند و بر هدایتشان افزودیم.///ما داستان آنان را به درستى براى تو حکایت مى‌کنیم. آنان جوانمردانى بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم.///ما قصه آنان را بر تو به درستی حکایت خواهیم کرد. آنها جوانمردانی بودند که به خدای خود ایمان آوردند و ما بر مقام (ایمان و) هدایتشان بیفزودیم.///ما داستانشان را به راستی و درستی بر تو می‌خوانیم ایشان جوانمردانی بودند که [در نهان‌] به پروردگارشان ایمان آورده بودند و ما بر هدایتشان افزودیم‌///ما داستان آنان را بحق برای تو بازگو می‌کنیم؛ آنها جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند، و ما بر هدایتشان افزودیم.///ما می‌خوانیم بر تو داستان ایشان را به حق همانا آنانند جوانانی که ایمان آوردند به پروردگار خویش و بیفزودیمشان هدایت را///ما خبر مهمشان را به (کمال) حقیقت بر تو حکایت می‌کنیم؛ آنان رادمردانی هستند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم. quran_en_fa We gave strength to their hearts: Behold, they stood up and said: "Our Lord is the Lord of the heavens and of the earth: never shall we call upon any god other than Him: if we did, we should indeed have uttered an enormity! و دل هایشان را [با یقین به حقایق،] محکم و استوار ساختیم؛ آن گاه [که در برابر شرک و بت پرستی] به پا خاستند و گفتند: پروردگار ما پروردگار آسمان‌ها و زمین است، هرگز جز او معبودی را نمی‌پرستیم که اگر بپرستیم سخنی گزاف و دور از حق گفته‌ایم: [که با خدا معبودی دیگر وجود دارد.]///و دل هایشان را [با یقین به حقایق،] محکم و استوار ساختیم؛ آن گاه [که در برابر شرک و بت پرستی] به پا خاستند و گفتند: پروردگار ما پروردگار آسمان‌ها و زمین است، هرگز جز او معبودی را نمی‌پرستیم که اگر بپرستیم سخنی گزاف و دور از حق گفته‌ایم: [که با خدا معبودی دیگر وجود دارد.]///بر دلهایشان نیرو بخشیدیم، آنگاه که برخاستند و گفتند: پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمین است. جز او کسى را خدا نخوانیم که هر گاه چنین کنیم، سخنى سخت کفرآمیز گفته باشیم.///و بر دل‌هایشان قوت بخشیدیم آن‌گاه که [در مقابل مشرکان‌] قیام کردند و گفتند: پروردگار ما پروردگار آسمان‌ها و زمین است، غیر او هرگز معبودى را نخواهیم خواند که در این صورت حتما ناحق گفته‌ایم///و دلهایشان را استوار گردانیدیم آنگاه که [به قصد مخالفت با شرک‌] برخاستند و گفتند: «پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمین است. جز او هرگز معبودى را نخواهیم خواند، که در این صورت قطعا ناصواب گفته‌ایم.»///و ما به دل‌هایشان نیرو و استحکام بخشیدیم، آن‌گاه که آنان به­پاخاستند و گفتند: «پروردگار ما همان پروردگار آسمان‌ها و زمین است، هرگز جز او [کسى را به] خدایى نخواهیم خواند، چرا که در این صورت سخنی نادرست گفته‌ایم.///و دلهای (پاک) آنها را سخت استوار و دلیر ساختیم آن‌گاه که آنها قیام کرده و گفتند: خدای ما پروردگار آسمانها و زمین است و ما هرگز جز خدای یکتا هیچ کس را به خدایی نمی‌خوانیم، که اگر بخوانیم سخت راه خطا و ظلم پیموده‌ایم.///و دلهایشان را استوار داشتیم که برخاستند و گفتند پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمین است، ما جز او خدایی نمی‌پرستیم که در غیر این صورت هر چه بگوییم باطل است‌///و دلهایشان را محکم ساختیم در آن موقع که قیام کردند و گفتند: «پروردگار ما، پروردگار آسمانها و زمین است؛ هرگز غیر او معبودی را نمی‌خوانیم؛ که اگر چنین کنیم، سخنی بگزاف گفته‌ایم.///و پیوند زدیم بر دلهای ایشان هنگامی که برخاستند پس گفتند پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمین است نخوانیم جز او خدائی هر آینه گوئیم در آن هنگام بیهوده را///و بر دل‌هایشان پیوند نهادیم (و استوارشان کردیم). چون (به قصد مخالفت با شرک) به پا خاستند، پس گفتند: «پروردگارمان، پروردگار آسمان‌ها و زمین است. جز او هرگز معبودی را نخواهیم خواند که در این صورت قطعا ناصواب و پراکنده گفته‌ایم.» quran_en_fa "These our people have taken for worship gods other than Him: why do they not bring forward an authority clear (and convincing) for what they do? Who doth more wrong than such as invent a falsehood against Allah? اینان قوم [نادان و بی منطق] ما هستند که به جای خدا معبودانی برگرفتند، چرا بر حقانیت معبودانشان دلیلی روشن نمی‌آورند؟ پس ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغ بندد [که خدا دارای شریک است] کیست؟///اینان قوم [نادان و بی منطق] ما هستند که به جای خدا معبودانی برگرفتند، چرا بر حقانیت معبودانشان دلیلی روشن نمی‌آورند؟ پس ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغ بندد [که خدا دارای شریک است] کیست؟///اینان که قوم ما هستند، به جز او خدایانى اختیار کرده‌اند. چرا براى اثبات خدایى آنها دلیل روشنى نمى‌آورند؟ کیست ستمکارتر از کسى که به خدا دروغ مى‌بندد؟///اینان قوم ما هستند که غیر او معبودانى اختیار کرده‌اند، چرا بر [الوهیت‌] آنها دلیل روشنى نمى‌آورند؟ پس کیست ظالم‌تر از کسى که بر خدا دروغ ببندد///این قوم ما جز او معبودانى اختیار کرده‌اند. چرا بر [حقانیت‌] آنها برهانى آشکار نمى‌آورند؟ پس کیست ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ بندد؟///آنان، قوم [نادان‌] ما هستند که به جاى خدا، معبودانى دیگر گرفته‌اند. چرا آنان دلیل آشکارى بر [حقانیت] خدایان خود نمى‌آورند؟ پس کیست ستمکارتر از کسى که بر خداوند، دروغ بندد؟///این قوم ما که خدایانی غیر خدای یگانه برگرفتند چرا هیچ دلیلی روشن بر خدایی آنها نمی‌آورند؟ پس چه کسی ستمکارتر از آن کس که افترا و دروغ بر خدا می‌بندد؟!///اینان قوم ما هستند که به جای او خدایانی را به پرستش گرفته‌اند، چرا برهانی آشکار [بر حقانیت‌] آنان نمی‌آورند؟ پس کیست ستمکارتر از کسی که بر خداوند دروغ بندد///این قوم ما هستند که معبودهایی جز خدا انتخاب کرده‌اند؛ چرا دلیل آشکاری (بر این کار) نمی‌آورند؟! و چه کسی ظالمتر است از آن کس که بر خدا دروغ ببندد؟!»///اینان قوم ما برگرفتند جز او خدایانی چرا نمی‌آورند بر ایشان فرمانروائیی آشکار پس کیست ستمگرتر از آنکه بست بر خدا دروغی را///اینان]: مشرکان [گروه مایند (که) جز او معبودانی اختیار کردند. چرا بر (حقانیت) آنها برهانی آشکار نمی‌آورند؟ پس کیست ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ بسته است‌؟ quran_en_fa "When ye turn away from them and the things they worship other than Allah, betake yourselves to the Cave: Your Lord will shower His mercies on you and disposes of your affair towards comfort and ease." و [پس از مشورت و گفتگو با یکدیگر چنین گفتند:] اکنون که از آنان و آنچه غیر خدا می‌پرستند، کناره گرفته‌اید، پس به این غار پناه گیرید تا پروردگارتان از رحمتش بر شما بگستراند و در کارتان آسایش و آسانی فراهم آورد.///و [پس از مشورت و گفتگو با یکدیگر چنین گفتند:] اکنون که از آنان و آنچه غیر خدا می‌پرستند، کناره گرفته‌اید، پس به این غار پناه گیرید تا پروردگارتان از رحمتش بر شما بگستراند و در کارتان آسایش و آسانی فراهم آورد.///اگر از قوم خود کناره جسته‌اید و جز خداى یکتا خداى دیگرى را نمى‌پرستید، به غار پناه برید و خدا رحمت خویش بر شما ارزانى دارد و نعمتتان را در آن مهیا دارد.///و چون از آنها و از آنچه جز خدا مى‌پرستند کناره گرفتید، پس به غار پناه جویید تا پروردگارتان از رحمت خود بر شما بگسترد و براى شما در کارتان گشایشى فراهم سازد///و چون از آنها و از آنچه که جز خدا مى‌پرستند کناره گرفتید، پس به غار پناه جویید، تا پروردگارتان از رحمت خود بر شما بگستراند و براى شما در کارتان گشایشى فراهم سازد.///و آن‌گاه که از مشرکان و آنچه جز خدا مى‌پرستند، فاصله گرفتید، پس به غار پناه برید، تا پروردگارتان رحمت خود را براى شما بگسترد، و در کارتان براى شما آسایشی فراهم آورد.»///و آن‌گاه اصحاب کهف با یکدیگر گفتند که شما چون از این مشرکان و خدایان باطلشان که جز خدا می‌پرستند دوری جستید باید به غار کوه گریخته و پنهان شوید تا خدا از رحمت خود به شما گشایش و توسعه بخشد و اسباب کار شما را با (روزی حلال و) آسایش مهیا سازد. (آن‌گاه به غار کوه رفته و به خواب شدند..///و چون از ایشان و آنچه جز خداوند می‌پرستند، کناره گرفتید، در آن غار جای گیرید تا پروردگارتان رحمت خویش را بر شما بگستراند و کار شما را به سامان آورد///و (به آنها گفتیم:) هنگامی که از آنان و آنچه جز خدا می‌پرستند کناره‌گیری کردید، به غار پناه برید؛ که پروردگارتان (سایه) رحمتش را بر شما می‌گستراند؛ و در این امر، آرامشی برای شما فراهم می‌سازد!///و هنگامی که کنار گرفتید از ایشان و آنچه می‌پرستند جز خدا پس پناه آرید به غار می‌گستراند برای شما پروردگار شما از رحمت خود و آماده کند برای شما از کار شما آسایش را///«و چون از آنها و از آنچه که جز خدا می‌پرستند کناره گرفتید، پس سوی غار پناه گیرید تا پروردگارتان از رحمت (ویژه‌ی) خود بر (سرو سامان) تان بگستراند و برایتان از کارتان (گشایش و) تکیه‌گاهی فراهم سازد.» quran_en_fa Thou wouldst have seen the sun, when it rose, declining to the right from their Cave, and when it set, turning away from them to the left, while they lay in the open space in the midst of the Cave. Such are among the Signs of Allah: He whom Allah, guides is rightly guided; but he whom Allah leaves to stray,- for him wilt thou find no protector to lead him to the Right Way. و خورشید را می‌بینی که وقتی طلوع می‌کند، از سمت راست غارشان متمایل می‌شود، و وقتی غروب می‌کند، سمت چپشان را ترک می‌کند، و آنان در محل وسیعی از آن غارند [که نسیم مطبوعش آنان را فرا می‌گیرد]؛ این از نشانه‌های [قدرت] خداست. خدا هر که را هدایت کند، راه یافته است و هر که را گمراه نماید، هرگز برای او یاور و دوست هدایت کننده‌ای نخواهی یافت.///و خورشید را می‌بینی که وقتی طلوع می‌کند، از سمت راست غارشان متمایل می‌شود، و وقتی غروب می‌کند، سمت چپشان را ترک می‌کند، و آنان در محل وسیعی از آن غارند [که نسیم مطبوعش آنان را فرا می‌گیرد]؛ این از نشانه‌های [قدرت] خداست. خدا هر که را هدایت کند، راه یافته است و هر که را گمراه نماید، هرگز برای او یاور و دوست هدایت کننده‌ای نخواهی یافت.///و خورشید را مى‌بینى که چون برمى‌آید، از غارشان به جانب راست میل مى‌کند و چون غروب کند ایشان را واگذارد و به چپ گردد. و آنان در صحنه غارند. و این از آیات خداست. هر که را خدا هدایت کند هدایت یافته است و هر که را گمراه سازد هرگز کارسازى راهنما براى او نخواهى یافت.///و خورشید را مى‌بینى که وقتى طلوع مى‌کند از غارشان به سمت راست میل مى‌کند، و چون غروب مى‌کند از سمت چپشان مى‌گذرد و آنها در جایى فراخ از آن غار بودند. این از نشانه‌هاى قدرت خداست. هر که را خدا هدایت کند، او هدایت یافته است و هر که را گمراه کند هرگز بر///و آفتاب را مى‌بینى که چون برمى‌آید، از غارشان به سمت راست مایل است، و چون فرو مى‌شود از سمت چپ دامن برمى‌چیند، در حالى که آنان در جایى فراخ از آن [غار قرار گرفته‌] اند. این از نشانه‌هاى [قدرت‌] خداست. خدا هر که را راهنمایى کند او راه‌یافته است، و هر که را بى‌راه گذارد، هرگز براى او یارى راهبر نخواهى یافت.///و [اگر آنجا بودى] خورشید را مى‌دیدى که هنگام طلوع، به سمت راست آنان متمایل مى‌شود و چون غروب کند، ایشان را وامى‌گذارد و به چپ متمایل مى‌گردد و آنان در محلى وسیع از آن غار قرار داشتند. این از آیات و نشانه‌هاى خداست. هر کس را خدا هدایت کند، او هدایت‌یافته‌ى راستین است و هر که را [به بیراهه واگذارد و] گمراه کند، هرگز براى او یاورى راهنما نخواهى یافت.///و گردش آفتاب را چنان مشاهده می‌کنی که هنگام طلوع از سمت راست غار آنها برکنار و هنگام غروب نیز از جانب چپ ایشان به دور می‌گردد و آنها در فضای گسترده غار قرار دارند (و کاملا از حرارت خورشید در آسایشند). این حکایت جوانمردان کهف یکی از آیات الهی است؛ هر کس را خدا راهنمایی کند او به حقیقت هدایت یافته و هر که را در گمراهی واگذارد دیگر هرگز برای چنین کس هیچ یار راهنمایی نخواهی یافت.///و خورشید را چون طلوع می‌کرد می‌دیدی که از غارشان به سوی دست راست می‌گراید و چون غروب می‌کرد از دست چپ آنان بر می‌گذشت و آنان در گستره غار بودند، این از آیات الهی است، هرکس که خداوند هدایتش کند رهیافته است و هرکس که او بیراه واگذارد، هرگز برایش سرور و راهنمایی نمی‌یابی‌///و (اگر در آنجا بودی) خورشید را می‌دیدی که به هنگام طلوع، به سمت راست غارشان متمایل می‌گردد؛ و به هنگام غروب، به سمت چپ؛ و آنها در محل وسیعی از آن (غار) قرار داشتند؛ این از آیات خداست! هر کس را خدا هدایت کند، هدایت یافته واقعی اوست؛ و هر کس را گمراه نماید، هرگز ولی و راهنمایی برای او نخواهی یافت!///و بینی خورشید را گاهی که براید کج شود از غار ایشان بسوی راست و گاهی که فرورود می‌بردشان بسوی چپ و ایشانند در پهناوری از آن این از آیتهای خدا است آن را که رهبری کند خدا او است هدایت‌شده و آن را که گمراه کند نیابی برایش دوستی راهنما///و آفتاب را می‌بینی که چون بر می‌آید، از غارشان به سمت راست متمایل است. و چون فرو می‌شود از سمت چپشان (دامن) بر می‌چیند، حال آنکه آنان در جایی فراخ از آن غار قرار گرفته‌اند. این از نشانه‌های (قدرت و حکمت و رحمت) خداست. خدا هر که را راهنمایی کند (هم) او راه یافته است. و هر که را بیراه واگذارد، هرگز برای او سرپرستی راهبر نخواهی یافت. quran_en_fa Thou wouldst have deemed them awake, whilst they were asleep, and We turned them on their right and on their left sides: their dog stretching forth his two fore-legs on the threshold: if thou hadst come up on to them, thou wouldst have certainly turned back from them in flight, and wouldst certainly have been filled with terror of them. و آنان را گمان می‌کنی که بیدارند، در حالی که خوابند، و آنان را به جانب راست و جانب چپ می‌گردانیم، و سگشان دو دستش را در آستانه غار گسترانیده است. اگر بر آنان آگاه می‌شدی از آنان روی برتافته و می‌گریختی و همه وجودت از [دیدن] آنان پر از ترس می‌شد.///و آنان را گمان می‌کنی که بیدارند، در حالی که خوابند، و آنان را به جانب راست و جانب چپ می‌گردانیم، و سگشان دو دستش را در آستانه غار گسترانیده است. اگر بر آنان آگاه می‌شدی از آنان روی برتافته و می‌گریختی و همه وجودت از [دیدن] آنان پر از ترس می‌شد.///مى‌پنداشتى که بیدارند حال آنکه در خواب بودند و ما آنان را به دست راست و دست چپ مى‌گردانیدیم، و سگشان بر درگاه غار دو دست خویش دراز کرده بود. اگر به سروقتشان مى‌رفتى گریزان بازمى‌گشتى و از آنها سخت مى‌ترسیدى.///و آنان را بیدار مى‌پنداشتى، در حالى که خفته بودند. و آنها را به پهلوى راست و چپ مى‌گرداندیم، و سگشان بر آستانه غار دو دست خود را گشاده بود. اگر بر آنها مشرف مى‌شدى، [و از نزدیک مى‌دیدى‌]، بى‌تردید به آنها پشت کرده مى‌گریختى و وجودت از بیمشان آکنده مى///و مى‌پندارى که ایشان بیدارند، در حالى که خفته‌اند و آنها را به پهلوى راست و چپ مى‌گردانیم، و سگشان بر آستانه [غار] دو دست خود را دراز کرده [بود]. اگر بر حال آنان اطلاع مى‌یافتى، گریزان روى از آنها برمى‌تافتى و از [مشاهده‌] آنها آکنده از بیم مى‌شدى.///و آنان را بیدار مى‌پنداشتى، [زیرا چشمانشان باز بود،] در حالى که آنان خواب بودند و ما آنان را به پهلوى راست و چپ مى‌گرداندیم [تا بدنشان سالم بماند.] و سگشان دست‌هاى خود را بر آستانه‌ى غار گشوده بود. اگر نگاهشان مى‌کردى، پشت کرده، از آنان مى‌گریختى و همه‌ی وجودت از آنان پر از ترس مى‌شد.///و آنها را بیدار پنداری و حال آنکه در خوابند و ما (برای رفع خستگی) آنان را به پهلوی راست و چپ می‌گردانیدیم و سگ آنها دو دست بر در آن غار گسترده داشت، و اگر بر حال ایشان مطلع شدی از آنها گریختی و از هیبت و عظمت آنان بسیار هراسان گردیدی.///و آنان را بیدار می‌انگاشتی و حال آنکه خفته بودند، و ایشان را [از چپ‌] به راست و [از راست‌] به چپ می‌گردانیم و سگشان بازوانش را بر درگاه غار گشوده بود، چون به ایشان می‌نگریستی، پشت می‌کردی و می‌گریختی و از ایشان هراسان می‌شدی‌///و (اگر به آنها نگاه می‌کردی) می‌پنداشتی بیدارند؛ در حالی که در خواب فرو رفته بودند! و ما آنها را به سمت راست و چپ میگرداندیم (تا بدنشان سالم بماند). و سگ آنها دستهای خود را بر دهانه غار گشوده بود (و نگهبانی می‌کرد). اگر نگاهشان می‌کردی، از آنان می‌گریختی؛ و سر تا پای تو از ترس و وحشت پر می‌شد!///و پنداریشان بیداران حالی که خفتگانند و می‌گردانیمشان بسوی راست و چپ و سگ ایشان پهن‌کننده است بازوهای خود را در آستانه اگر سرمی‌کشیدی بر آنان همانا پشت می‌کردی از ایشان گریزان و هر آینه پرمی‌شدی از ایشان ترس را///و (تو) پنداری ایشان بیدارند، حال آنکه خفته‌اند. و آنان را به پهلوی راست و چپ می‌گردانیم، حال آنکه سگشان سر بر آستانه‌ (ی غار) دو دست خود را باز کرده. اگر بر (حال) آنان آگاه شوی، بی‌گمان گریزان روی از آنان بر می‌تاختی، و به‌راستی از (مشاهده‌ی) آنان آکنده از بیم می‌شوی. quran_en_fa Such (being their state), we raised them up (from sleep), that they might question each other. Said one of them, "How long have ye stayed (here)?" They said, "We have stayed (perhaps) a day, or part of a day." (At length) they (all) said, "Allah (alone) knows best how long ye have stayed here.... Now send ye then one of you with this money of yours to the town: let him find out which is the best food (to be had) and bring some to you, that (ye may) satisfy your hunger therewith: And let him behave with care and courtesy, and let him not inform any one about you. و همان گونه [که با قدرت خود خوابشان کردیم، از خواب] بیدارشان نمودیم تا میان خود از یکدیگر [از حادثه اتفاق افتاده] بپرسند. گوینده‌ای از آنان گفت: چه مقدار [در خواب] مانده‌اید؟ [برخی] گفتند: یک روز یا پاره‌ای از روز را [در خواب] مانده‌ایم. [و برخی دیگر] گفتند: پروردگارتان به مقداری که [در خواب] مانده‌اید، داناتر است، پس یکی از خودتان را با این پولتان به شهر روانه کنید و او باید با تأمل بنگرد کدام یک [از مغازه داران شهر] غذایش پاکیزه‌تر است؟ پس غذایی از آن برایتان بیاورد، و او باید [در رفت، برگشت و داد و ستد] دقت و نرمی و لطف نشان دهد و احدی را از حال شما آگاه نکند.///و همان گونه [که با قدرت خود خوابشان کردیم، از خواب] بیدارشان نمودیم تا میان خود از یکدیگر [از حادثه اتفاق افتاده] بپرسند. گوینده‌ای از آنان گفت: چه مقدار [در خواب] مانده‌اید؟ [برخی] گفتند: یک روز یا پاره‌ای از روز را [در خواب] مانده‌ایم. [و برخی دیگر] گفتند: پروردگارتان به مقداری که [در خواب] مانده‌اید، داناتر است، پس یکی از خودتان را با این پولتان به شهر روانه کنید و او باید با تأمل بنگرد کدام یک [از مغازه داران شهر] غذایش پاکیزه‌تر است؟ پس غذایی از آن برایتان بیاورد، و او باید [در رفت، برگشت و داد و ستد] دقت و نرمی و لطف نشان دهد و احدی را از حال شما آگاه نکند.///همچنین بیدارشان کردیم تا با یکدیگر گفت و شنود کنند. یکى از آنها پرسید: چند وقت است که آرمیده‌اید؟ گفتند: یک روز یا پاره‌اى از روز را آرمیده‌ایم. گفتند: پروردگارتان بهتر داند که چند وقت آرمیده‌اید. یکى را از خود با این پولتان به شهر بفرستید تا بنگرد که غذاى پاکیزه کدام است و برایتان از آن روزیتان را بیاورد. و باید که به مهربانى رفتار کند تا کسى به شما آگاهى نیابد.///و این چنین آنان را برانگیختم تا میان خود از یکدیگر پرستش کنند. یکى از آنها گفت: چه مدت [این جا] مانده‌اید؟ گفتند: روزى یا مقدارى از روز مانده‌ایم. [سر انجام‌] گفتند: پروردگارتان بهتر مى‌داند چه مدت مانده‌اید. اینک یکى از خودتان را با این پولتان به شه///و این چنین بیدارشان کردیم، تا میان خود از یکدیگر پرسش کنند. گوینده‌اى از آنان گفت: «چقدر مانده‌اید؟» گفتند: «روزى یا پاره‌اى از روز را مانده‌ایم.» [سرانجام‌] گفتند: «پروردگارتان به آنچه مانده‌اید داناتر است، اینک یکى از خودتان را با این پول خود به شهر بفرستید، تا ببیند کدام یک از غذاهاى آن پاکیزه‌تر است و از آن، غذایى برایتان بیاورد، و باید زیرکى به خرج دهد و هیچ کس را از [حال‌] شما آگاه نگرداند.///و ما آن‌گونه [که خوابشان کردیم]، آنان را [از خواب] برانگیختیم تا میان خود از یکدیگر پرسش کنند. یکى از آنان گفت: «چه مدت [در این غار] مانده‌اید؟» گفتند: «یک روز، یا بخشى از روز.» [سرانجام] گفتند: «پروردگارتان داناتر است که چه مقدار مانده‌اید. پس یکى از خودتان را با این پولتان به شهر بفرستید تا ببیند کدام‌یک [از مغازه‌داران] غذاى پاکیزه‌ترى دارد؟ پس غذایى از آن برایتان بیاورد و باید [در این کار] زیرکى و دقت به خرج دهد، مبادا کسى را از شما آگاه کند!///و همچنین (که خوابشان کردیم) آنان را از خواب برانگیختیم تا (از زمان خوابشان که بر خود آنها مشتبه و نامعلوم بود) از یکدیگر بپرسند، یکی پرسید: چند مدت (در غار) درنگ کردید؟ جواب دادند: یک روز تمام یا که برخی از روز. دیگر بار گفتند: خدایتان داناتر است که چند مدت در غار بوده‌اید، باری شما یکی را با این درهمهاتان به شهر بفرستید و باید بنگرد که کدامشان طعام پاکیزه‌تر و حلال‌تر دارند تا از آن روزیی برایتان فراهم آرد و باید با دقت و ملاحظه این کار را انجام دهد و نباید هیچ‌کس را از حال شما آگاه سازد.///و بدین‌سان بود که آنان را از خواب بیدار کردیم تا در میان خویش همپرسی کنند، [چنانکه‌] یکی از آنان گفت چه مدت در اینجا مانده‌اید؟ [در پاسخش‌] گفتند به اندازه یک روز یا بخشی از روز [در اینجا] مانده‌ایم، [دیگران‌] گفتند پروردگارتان آگاه‌تر است که چه مدت مانده‌اید، حال یکی از خودتان را با این درهمتان به سوی شهر بفرستید تا ببیند که خوراک بهتر کجاست، و خوراکی از آن برایتان [بخرد و] بیاورد و پنهانکاری کند و هیچ کس را از حال شما آگاه نگرداند///این‌گونه آنها را (از خواب) برانگیختیم تا از یکدیگر سؤال کنند؛ یکی از آنها گفت: «چه مدت خوابیدید؟!» گفتند: «یک روز، یا بخشی از یک روز!» (و چون نتوانستند مدت خوابشان را دقیقا بدانند) گفتند: «پروردگارتان از مدت خوابتان آگاهتر است! اکنون یک نفر از خودتان را با این سکه‌ای که دارید به شهر بفرستید، تا بنگرد کدام یک از آنها غذای پاکیزه‌تری دارند، و مقداری از آن برای روزی شما بیاورد. اما باید دقت کند، و هیچ کس را از وضع شما آگاه نسازد …///و بدینسان برانگیختیمشان تا بپرسند میان خویش (از همدیگر) گفت گوینده‌ای از ایشان چند ماندید گفتند ماندیم روزی یا پاره‌ای از روز گفتند پروردگار شما داناتر است بدانچه ماندید بفرستید یکیتان را با برگ بهای خود این بسوی شهر تا ببیند کدامین پاکیزه‌تر است در خوراک پس بیارد شما را روزیی از آن و باید به نرمی رفتار کند و آگاه نسازد بر شما کسی را///و این‌چنین آنها را (از این خواب مرگبار) برانگیختیم، تا در میان خود از یکدیگر پرسش کنند. گوینده‌ای از آنان گفت: «چقدر مانده‌اید؟» گفتند: «روزی یا پاره‌ای از روز (را مانده‌ایم).» (گروهی دیگر از ایشان) گفتند: «پروردگارتان به آنچه مانده‌اید داناتر است. پس یکی از خودتان را با (این) پولتان به شهر بفرستید. پس باید بنگرد کجای شهر طعامش پاکیزه‌تر است، تا غذایی برایتان بیاورد. و باید نرمی و زیرکی به خرج دهد و هرگز هیچ کس را بر (حال) شما آگاه نگرداند.» quran_en_fa "For if they should come upon you, they would stone you or force you to return to their cult, and in that case ye would never attain prosperity." زیرا اگر بر شما دست یابند، سنگسارتان می‌کنند یا شما را به آیین خود برمی گردانند، و در آن صورت هرگز رستگار نخواهید شد.///زیرا اگر بر شما دست یابند، سنگسارتان می‌کنند یا شما را به آیین خود برمی گردانند، و در آن صورت هرگز رستگار نخواهید شد.///زیرا اگر شما را بیابند سنگسار خواهند کرد، یا به کیش خویش درآورند. و اگر چنین شود تا ابد رستگار نخواهید شد.///چرا که آنها اگر بر شما دست یابند سنگسارتان مى‌کنند یا شما را به کیش خود باز مى‌گردانند و در آن صورت هرگز رستگار نخواهید شد///چرا که اگر آنان بر شما دست یابند، سنگسارتان مى‌کنند یا شما را به کیش خود بازمى‌گردانند، و در آن صورت هرگز روى رستگارى نخواهید دید.///زیرا اگر آنان بر شما دست یابند، سنگسارتان خواهند کرد، یا شما را به آیین خودشان بازخواهند گرداند و در این صورت هرگز رستگار نخواهید شد.»///زیرا که اگر (این مردم کافر) بر شما آگهی و ظفر یابند شما را یا سنگسار خواهند کرد یا به آیین خودشان برمی‌گردانند و در آن صورت دیگر روی رستگاری نخواهید دید.///چرا که آنان اگر بر شما دست یابند سنگسارتان می‌کنند یا شما را [با زور] به آیین خویش در می‌آورند و در آن صورت هرگز رستگار نخواهید شد///چرا که اگر آنان از وضع شما آگاه شوند، سنگسارتان می‌کنند؛ یا شما را به آیین خویش بازمی‌گردانند؛ و در آن صورت، هرگز روی رستگاری را نخواهید دید!»///همانا ایشان اگر دست یابند بر شما سنگسارتان کنند یا برگردانند شما را در کیش خود و هرگز رستگار نشوید در آن هنگام هیچگاه‌///«بی‌گمان اگر آنان بر شما دست یابند، سنگسارتان می‌کنند، یا شما را به کیش خویش باز می‌گردانند، و در آن هنگام (و هنگامه) هرگز (خود و دیگران را) رستگار نتوانید کرد.» quran_en_fa Thus did We make their case known to the people, that they might know that the promise of Allah is true, and that there can be no doubt about the Hour of Judgment. Behold, they dispute among themselves as to their affair. (Some) said, "Construct a building over them": Their Lord knows best about them: those who prevailed over their affair said, "Let us surely build a place of worship over them." و این گونه [مردم آن شهر را به وسیله آن سکه قدیمی] از حال آنان آگاه کردیم تا بدانند که وعده خدا [در برانگیختن مردگان در روز قیامت] حق است و در برپا شدن قیامت هیچ تردیدی نیست. هنگامی که [کاشفان غار] میان خودشان در کار آنان نزاع و ستیز داشتند، پس [یک گروه] گفتند: ساختمانی به روی [جایگاه] آنان بنا کنید [تا از دیده‌ها پنهان بمانند] البته پروردگارشان به آنان داناتر است. ولی آنان که بر کارشان [نسبت به اصحاب کهف] پیروز شدند، گفتند: به یقین مسجدی بر روی [جایگاه] آنان بنا خواهیم کرد.///و این گونه [مردم آن شهر را به وسیله آن سکه قدیمی] از حال آنان آگاه کردیم تا بدانند که وعده خدا [در برانگیختن مردگان در روز قیامت] حق است و در برپا شدن قیامت هیچ تردیدی نیست. هنگامی که [کاشفان غار] میان خودشان در کار آنان نزاع و ستیز داشتند، پس [یک گروه] گفتند: ساختمانی به روی [جایگاه] آنان بنا کنید [تا از دیده‌ها پنهان بمانند] البته پروردگارشان به آنان داناتر است. ولی آنان که بر کارشان [نسبت به اصحاب کهف] پیروز شدند، گفتند: به یقین مسجدی بر روی [جایگاه] آنان بنا خواهیم کرد.///بدین سان مردم را به حالشان آگاه کردیم تا بدانند که وعده خدا راست است و در قیامت تردیدى نیست. آنگاه در باره آنها با یکدیگر به گفت و گو پرداختند و گفتند: بر روى آنها بنایى برآورید -پروردگارشان به کارشان آگاه‌تر است- و آنان که بر حالشان آگاه‌تر شده بودند، گفتند: نه، اینجا را مسجدى مى‌کنیم.///و بدین‌سان [اهل شهر را] بر آنها واقف کردیم تا بدانند که وعده‌ى خدا راست است و در [وقوع‌] قیامت تردیدى نیست و این هنگامى بود که [مردم‌] در میان خود در باره‌ى امر [معاد] مناقشه داشتند پس [مشرکان‌] گفتند: بر آنها بنایى بسازید [تا کسى از آنها آگاه نشود]///و بدین گونه [مردم آن دیار را] بر حالشان آگاه ساختیم تا بدانند که وعده خدا راست است و [در فرا رسیدن‌] قیامت هیچ شکى نیست، هنگامى که میان خود در کارشان با یکدیگر نزاع مى‌کردند، پس [عده‌اى] گفتند: «بر روى آنها ساختمانى بنا کنید، پروردگارشان به [حال‌] آنان داناتر است.» [سرانجام‌] کسانى که بر کارشان غلبه یافتند گفتند: «حتما بر ایشان معبدى بنا خواهیم کرد.»///و بدین‌گونه [مردم آن شهر را‌] بر حالشان آگاه کردیم تا بدانند وعده‌ی خدا [در برانگیختن مردگان‌] حق است و در فرارسیدن قیامت هیچ تردیدى نیست. هنگامى که [کاشفان غار] میان خود در کار آنان نزاع و ستیز داشتند، [یک گروه‌] گفتند: بر روی [جایگاه‌] آنان بناى یادبودى بسازید، پروردگارشان به [حال] آنان داناتر است.» اما کسانى که بر کارشان [نسبت به اصحاب کهف‌] پیروز شدند، گفتند: «ما بر [جایگاه‌] آنان معبد و مسجدى مى‌سازیم.»///و این چنین ما مردم را بر حال اصحاب کهف آگاه ساختیم تا خلق بدانند که وعده خدا (به روز معاد و زنده کردن مردگان) به حق بوده و ساعت قیامت البته بی‌هیچ شک خواهد آمد، آن‌گاه که میانشان تنازع و خلاف در امر آنها بود (یعنی در عدد یا آیین آنها که قائل به معاد و قیامت بودند) پس بعضی گفتند: باید گرد آنها حصار و بنایی بسازیم (که در حبس از خلق مستور و ممنوع شوند) خدا به احوال آنها آگاه‌تر است و آنان که بر واقع احوال آنها ظفر و اطلاع یافتند (یعنی خداپرستان و نیکان امت با خود) گفتند: البته بر ایشان مسجدی بنا کنیم.///و بدین‌سان دیگران را از حال ایشان با خبر گرداندیم تا بدانند که وعده الهی راست و درست است و در قیامت تردیدی نیست، و هنگامی که در میان خویش بگومگو کردند و [عده‌ای‌] گفتند بر جایگاه آنان یادمانی بسازید، پروردگارشان به احوال آنان آگاه‌تر است، و کسانی که مهار کار ایشان را در دست داشتند گفتند بر جایگاه آنان [زیارتگاه و] معبدی خواهیم ساخت‌///و اینچنین مردم را متوجه حال آنها کردیم، تا بدانند که وعده خداوند (در مورد رستاخیز) حق است؛ و در پایان جهان و قیام قیامت شکی نیست! در آن هنگام که میان خود درباره کار خویش نزاع داشتند، گروهی می‌گفتند: «بنایی بر آنان بسازید (تا برای همیشه از نظر پنهان شوند! و از آنها سخن نگویید که) پروردگارشان از وضع آنها آگاهتر است!» ولی آنها که از رازشان آگاهی یافتند (و آن را دلیلی بر رستاخیز دیدند) گفتند: «ما مسجدی در کنار (مدفن) آنها می‌سازیم (تا خاطره آنان فراموش نشود.)»///و بدینسان آگاه ساختیم بر ایشان تا بدانند که وعده خدا است حق و آنکه ساعت نیست شکی در آن هنگامی که ستیزه می‌کردند با همدیگر در کار خویش پس گفتند بسازید بر ایشان سازمانی را پروردگار ایشان داناتر است بدیشان گفتند آنان که دست یافتند بر کار ایشان همانا برگیریم بر ایشان پرستشگاهی را///و بدین‌سان (مردمان آن دیار را) بر حالشان آگاه ساختیم، تا بدانند (که) همانا وعده‌ی خدا حق است و (اینکه) به‌راستی در (فرا رسیدن) ساعت (قیامت) هیچ شک مستندی نیست. چون میان خود در کارشان با یکدیگر نزاع می‌کنند، پس (اینان) گفتند: «بر روی آنها ساختمانی بنا کنید، پروردگارشان به (حال) آنان داناتر است‌.» (سرانجام) کسانی که بر جریانشان آگاه شدند گفتند: «به‌راستی حتما فرارویشان مسجدی برخواهیم گرفت.» quran_en_fa (Some) say they were three, the dog being the fourth among them; (others) say they were five, the dog being the sixth,- doubtfully guessing at the unknown; (yet others) say they were seven, the dog being the eighth. Say thou: "My Lord knoweth best their number; It is but few that know their (real case)." Enter not, therefore, into controversies concerning them, except on a matter that is clear, nor consult any of them about (the affair of) the Sleepers. به زودی خواهند گفت: سه نفر بودند، چهارمین آنان سگشان بود. و می‌گویند: پنج نفر بودند، و ششمین آنان سگشان بود، در حالی که [این اظهار نظرهای بی دلیل] تیر به تاریکی انداختن است. و می‌گویند: هفت نفر بودند، هشتمین آنان سگشان بود. بگو: پروردگارم به شماره آنان آگاه‌تر است، جز اندکی کسی شماره آنان را نمی‌داند. پس درباره آنان بحث و مجادله مکن مگر بحث و مجادله‌ای ظاهر، و در مورد آنان از هیچ کس نظر مخواه.///به زودی خواهند گفت: سه نفر بودند، چهارمین آنان سگشان بود. و می‌گویند: پنج نفر بودند، و ششمین آنان سگشان بود، در حالی که [این اظهار نظرهای بی دلیل] تیر به تاریکی انداختن است. و می‌گویند: هفت نفر بودند، هشتمین آنان سگشان بود. بگو: پروردگارم به شماره آنان آگاه‌تر است، جز اندکی کسی شماره آنان را نمی‌داند. پس درباره آنان بحث و مجادله مکن مگر بحث و مجادله‌ای ظاهر، و در مورد آنان از هیچ کس نظر مخواه.///خواهند گفت: سه تن بودند و چهارمیشان سگشان بود و مى‌گویند: پنج تن بودند و ششمیشان سگشان بود -تیر به تاریکى مى‌افکنند- و مى‌گویند: هفت تن بودند و هشتمیشان سگشان بود. بگو: پروردگار من به عدد آنها داناتر است و شمار ایشان را جز اندک‌کسان نمى‌دانند. و تو در باره آنها جز به ظاهر مجادله مکن و از کس نظر مخواه.///به زودى خواهند گفت: سه تن بودند و چهارمى‌شان سگشان بود، و مى‌گویند: پنج تن بودند و ششمى‌شان سگشان- تیرى به ناپیدا [مى‌زنند] - و مى‌گویند: هفت تن بودند و هشتمى‌شان سگشان بود. بگو: پروردگارم به وعده آنها آگاه‌تر است و جز شمار اندکى تعداد آنها را نمى‌دان///به زودى خواهند گفت: «سه تن بودند [و] چهارمین آنها سگشان بود.» و مى‌گویند: «پنج تن بودند [و] ششمین آنها سگشان بود.» تیر در تاریکى مى‌اندازند. و [عده‌اى‌] مى‌گویند: «هفت تن بودند و هشتمین آنها سگشان بود.» بگو: «پروردگارم به شماره آنها آگاه‌تر است، جز اندکى [کسى شماره‌] آنها را نمى‌داند.» پس در باره ایشان جز به صورت ظاهر جدال مکن و در مورد آنها از هیچ کس جویا مشو.///به زودى خواهند گفت: «آنان سه نفر بودند، چهارمینشان سگشان بود.» و [عده‌اى] می‌گویند: «پنج نفر بودند، ششمین آنان سگشان بود.» [این سخنى بى‌دلیل و] پرتاب تیر گمان به گذشته‌اى ناپیداست و [عده‌اى دیگر] می‌گویند: «هفت تن بودند و هشتمین آنان سگشان بود.» بگو: «پروردگارم به تعدادشان داناتر است، [و شمار] آنان را جز اندکى، کسى نمى‌داند.» پس درباره‌ى آنان جز به ظاهر [و آنچه آشکار کرده‌ایم]، مجادله مکن و درباره‌ى ایشان از هیچ‌کس نظر مخواه.///بعضی خواهند گفت که عده آن اصحاب کهف سه نفر بود چهارمین هم سگ آنها، و برخی دیگر از روی خیالبافی و غیب‌گویی می‌گویند عده آنها پنج نفر بود ششمین سگ آنها، و برخی دیگر گویند: هفت نفر بودند و هشتمین سگ آنها. بگو: خدای من به عده آنها آگاه‌تر است، که بر عدد آنها به جز افراد قلیلی (مانند انبیاء و اولیاء که از طرف حق به وحی دانسته‌اند) هیچ کس آگاه نیست، پس تو (با اهل کتاب) درباره آنها مجادله مکن جز آنکه هر چه به ظاهر وحی دانستی اظهار کن و دیگر هرگز فتوا از احدی در این باب مپرس.///زودا که بگویند آنان سه تن بودند، چهارمینشان سگشان بود، و بگویند پنج تن بودند، ششمینشان سگشان بود که همه از روی حدس و گمان است، و گویند هفت تن بودند و هشتمینشان سگشان بود، بگو پروردگار من به عده آنان داناتر است، هیچ کس عده آنان را نمی‌داند جز معدودی، پس در کار و بار آنان جز در حدی سطحی بگومگو مکن و از احد از آنان درباره آنان نظر مخواه///گروهی خواهند گفت: «آنها سه نفر بودند، که چهارمین آنها سگشان بود!» و گروهی می‌گویند: «پنچ نفر بودند، که ششمین آنها سگشان بود.» -همه اینها سخنانی بی‌دلیل است- و گروهی می‌گویند: «آنها هفت نفر بودند، و هشتمین آنها سگشان بود.» بگو: «پروردگار من از تعدادشان آگاهتر است!» جز گروه کمی، تعداد آنها را نمی‌دانند. پس درباره آنان جز با دلیل سخن مگو؛ و از هیچ کس درباره آنها سؤال مکن!///بزودی گویند سه تنند چهارمیشان سگشان و گویند پنج تنند ششمی ایشان سگشان انداختنی به ناپیدا و گویند هفت تنند و هشتمینشان سگشان بگو پروردگار من داناتر است به شمار آنان نداندشان مگر کمی پس نستیز در آنان مگر ستیزه‌ای به ظاهر و نپرس در آنان از ایشان احدی را///خواهند گفت: «سه تن‌اند، چهارمین‌شان سگشان.» و می‌گویند: «پنج تن‌اند، ششمین‌شان سگشان.» (این دو گفته) تیری در تاریکی انداختن است؛ و (عده‌ای هم) می‌گویند: «هفت تن بودند و هشتمین‌شان سگ‌شان‌.» بگو: «پروردگارم به شمارشان آگاه‌تر است. جز اندکی (کسی شمار) آنان را نمی‌داند.» پس درباره‌ی ایشان جز به صورت ظاهر جدال مکن و در مورد آنان از هیچ کس فتوایی مجوی. quran_en_fa Nor say of anything, "I shall be sure to do so and so tomorrow"- و هرگز درباره چیزی مگو که من فردا آن را انجام می‌دهم،///و هرگز درباره چیزی مگو که من فردا آن را انجام می‌دهم،///هرگز مگوى: فردا چنین مى‌کنم،///و هیچ وقت در باره‌ى کارى مگوى که فردا چنین مى‌کنم///و زنهار در مورد چیزى مگوى که من آن را فردا انجام خواهم داد.///درباره‌ى هیچ چیز و هیچ کار، مگو که من، آن را فردا انجام مى‌دهم.///و تو هرگز درباره چیزی مگو که من این کار را فردا خواهم کرد.///و هرگز در هیچ کاری مگو که من فردا کننده آن هستم‌///و هرگز در مورد کاری نگو: «من فردا آن را انجام می‌دهم» …///و نگوی به چیزی که منم کننده آن فردا///و زنهار در مورد چیزی مگوی که من آن را محققا فردا انجام خواهم داد. quran_en_fa Without adding, "So please Allah!" and call thy Lord to mind when thou forgettest, and say, "I hope that my Lord will guide me ever closer (even) than this to the right road." مگر اینکه [بگویی: اگر] خدا بخواهد. و هرگاه [گفتن ان شاءالله را] از یاد بردی، پروردگات را یاد کن و بگو: امید است پروردگارم مرا به چیزی که از این به صواب و مصلحت نزدیک‌تر باشد، راهنمایی کند.///مگر اینکه [بگویی: اگر] خدا بخواهد. و هرگاه [گفتن ان شاءالله را] از یاد بردی، پروردگات را یاد کن و بگو: امید است پروردگارم مرا به چیزی که از این به صواب و مصلحت نزدیک‌تر باشد، راهنمایی کند.///مگر خداوند بخواهد. و چون فراموش کنى، پروردگارت را به یادآر و بگو: شاید پروردگار من مرا از نزدیک‌ترین راه هدایت کند.///مگر آن که [بگویى:] اگر خدا خواهد. و وقتى فراموش کردى، پروردگار خویش را یاد کن و بگو: امید است خدایم مرا به چیزى که به صواب نزدیک‌تر از این باشد، هدایت کند///مگر آنکه خدا بخواهد، و چون فراموش کردى پروردگارت را یاد کن و بگو: «امید که پروردگارم مرا به راهى که نزدیکتر از این به صواب است، هدایت کند.»///مگر آنکه [بگویى:] «اگر خدا بخواهد.» و اگر [گفتن ان‌شاءالله را] فراموش کردى، [هرگاه یادت آمد،] پروردگارت را یاد کن و بگو: «امید است که پروردگارم مرا به راهى که [به درستی] نزدیک‌تر است، راهنمایى کند.»///مگر آنکه بگویی (ان شاء الله) اگر خدا بخواهد، و چون فراموش کنی باز خدا را به یاد آر و به خلق بگو (این قدر بر سر قصه یاران کهف بحث و جدل بر پا مکنید که) امید است خدای من مرا به حقایقی بهتر و علومی برتر از این قصه هدایت فرماید.///[و بگو] مگر آنکه خدا بخواهد، و چون [ان شاء الله گفتن را] فراموش کردی [هنگامی که به یاد آوردی‌] پروردگارت را یاد کن و بگو باشد که پروردگارم مرا به راهی نزدیکتر از این به صواب هدایت کند///مگر اینکه خدا بخواهد! و هرگاه فراموش کردی، (جبران کن) و پروردگارت را به خاطر بیاور؛ و بگو: «امیدوارم که پروردگارم مرا به راهی روشنتر از این هدایت کند!»///مگر آنکه بخواهد خدا و یاد کن پروردگار خویش را گاهی که فراموش کردی و بگو امید است آنکه هدایتم کند پروردگار من به نزدیکتر از این راه را///مگر آنکه خدا بخواهد. و چون فراموش کردی، پروردگارت را یاد کن و بگو: «امید که پروردگارم مرا به راهی که نزدیکتر از این به صواب است، رهنمون گردد.» quran_en_fa So they stayed in their Cave three hundred years, and (some) add nine (more) [اصحاب کهف] سیصد سال در غارشان ماندند و نه سال به آن افزودند.///[اصحاب کهف] سیصد سال در غارشان ماندند و نه سال به آن افزودند.///و آنان در غار خود سیصد سال آرمیدند و نه سال بدان افزوده‌اند.///و سیصد سال در غارشان درنگ کردند و نه سال نیز افزودند///و سیصد سال در غارشان درنگ کردند و نه سال [نیز بر آن‌] افزودند.///و آنان در غارشان سیصد و نه سال ماندند.///و آنها در کهف کوه سیصد سال، نه سال هم افزون درنگ کردند (یهود بر علی علیه السلام در این آیه اعتراض کردند که نه سال زیاده در تورات ما نیست. حضرت پاسخ داد که این نه سال بر این است که سال شما شمسی و سال ما قمری است).///و در غارشان سیصد سال ماندند و نه سال هم بر آن افزودند///آنها در غارشان سیصد سال درنگ کردند، و نه سال (نیز) بر آن افزودند.///و ماندند در غار خود سیصد سال و بیفزودند نه را///و سیصد سال در غارشان درنگ کردند. و نه سال (نیز) بر آن افزون خواستند. quran_en_fa Say: "Allah knows best how long they stayed: with Him is (the knowledge of) the secrets of the heavens and the earth: how clearly He sees, how finely He hears (everything)! They have no protector other than Him; nor does He share His Command with any person whatsoever. بگو: خدا به مدتی که ماندند داناتر است، [برای اینکه] غیب آسمان‌ها و زمین ویژه اوست، چه بینا و چه شنواست، برای اهل آسمان‌ها و زمین سرپرست و یاوری جز او نیست و احدی را در فرمانروایی اش بر جهان هستی شریک نمی‌گیرد.///بگو: خدا به مدتی که ماندند داناتر است، [برای اینکه] غیب آسمان‌ها و زمین ویژه اوست، چه بینا و چه شنواست، برای اهل آسمان‌ها و زمین سرپرست و یاوری جز او نیست و احدی را در فرمانروایی اش بر جهان هستی شریک نمی‌گیرد.///بگو: خداوند داناتر است که چند سال آرمیدند. غیب آسمانها و زمین از آن اوست. چه بیناست و چه شنواست. جز او دوستى ندارند و کس را در فرمان خود شریک نسازد.///بگو: خدا به مدتى که درنگ کردند آگاه‌تر است. غیب آسمان‌ها و زمین خاص اوست. راستى، چه بینا و شنواست! آنان را جز او سرپرستى نیست، و او در حکم خود کسى را شریک نمى‌سازد///بگو: «خدا به آنچه درنگ کردند داناتر است. نهان آسمانها و زمین به او اختصاص دارد. وه! چه بینا و شنواست. براى آنان یاورى جز او نیست و هیچ کس را در فرمانروایى خود شریک نمى‌گیرد.»///[در برابرکسانى که اختلاف دارند،] بگو: خداوند به مدتى که در غار ماندند، داناتر است. غیب آسمان‌ها و زمین از آن اوست. چه بینا و شنواست! جز او براى مردم هیچ یار و یاورى نیست و هیچ کس را در حکم و فرمانروایى خود شریک نمى‌گیرد.»///بگو: خدا به زمان اقامت آنان (در غار کوه) داناتر است که او به همه اسرار غیب آسمانها و زمین محیط است، و چقدر هم بینا و شنواست! و هیچ کس جز او سرپرست و نگهبان خلق نیست واحدی را در حکم خود شریک نمی‌سازد.///بگو خداوند به مدت ماندنشان داناتر است، علم غیب آسمانها و زمین خاص اوست، چقدر بینا و چقدر شنواست، ایشان را جز او سروری نیست، و در فرمانروایی خود کسی را شریک نمی‌سازد///بگو: «خداوند از مدت توقفشان آگاهتر است؛ غیب آسمانها و زمین از آن اوست! راستی چه بینا و شنواست! آنها هیچ ولی و سرپرستی جز او ندارند! و او هیچ کس را در حکم خود شرکت نمی‌دهد!»///بگو خدا داناتر است بدانچه ماندند وی را است ناپیدای آسمانها و زمین چه بینا و چه شنوا است نیستشان جز او دوستی و شریک نگرداند در حکم خویش کسی را///بگو: «خدا به آنچه درنگ کردند داناتر است. (علم و قدرت بر) نهان آسمان‌ها و زمین به او اختصاص دارد. وه! چه بینا و شنواست! برای آنان سروری جز او نیست و هیچ کس را در (هیچ‌گونه) حکمش (در تکوین و تشریع) هرگز شریک نمی‌کند.» quran_en_fa And recite (and teach) what has been revealed to thee of the Book of thy Lord: none can change His Words, and none wilt thou find as a refuge other than Him. و آنچه از کتاب پروردگارت به تو وحی شده است، بخوان. برای کلماتش تبدیل کننده‌ای نیست، و هرگز جز او ملجأ و پناهی نخواهی یافت.///و آنچه از کتاب پروردگارت به تو وحی شده است، بخوان. برای کلماتش تبدیل کننده‌ای نیست، و هرگز جز او ملجأ و پناهی نخواهی یافت.///از کتاب پروردگارت هر چه بر تو وحى شده است تلاوت کن. سخنان او را تغییردهنده‌اى نیست. و تو جز او پناهگاهى نمى‌یابى.///و از کتاب پروردگارت آنچه را که به تو وحى شده است تلاوت کن. کلمات او را تغییر دهنده‌اى نیست، و هرگز جز او پشت و پناهى نخواهى یافت///و آنچه را که از کتاب پروردگارت به تو وحى شده است بخوان. کلمات او را تغییردهنده‌اى نیست، و جز او هرگز پناهى نخواهى یافت.///و آنچه را که از کتاب پروردگارت به تو وحى شده است، [بر مردم] بخوان. [سنت‌ها و] کلمات الهى را تغییردهنده‌اى نیست و هرگز جز او پناهگاهى نخواهى یافت.///و آنچه از کتاب خدا بر تو وحی شد (بر خلق) تلاوت کن، که کلمات او را هیچ کس تغییر نتواند داد، و هرگز جز درگاه او پناهی نخواهی یافت.///و آنچه از کتاب پروردگارت بر تو وحی شده است بخوان، [و بدان که‌] کلمات [/ وعده‌های‌] او دگرگون‌کننده‌ای ندارد، و هرگز جز او پشت و پناهی نخواهی یافت‌///آنچه را از کتاب پروردگارت به تو وحی شده تلاوت کن! هیچ چیز سخنان او را دگرگون نمی‌سازد؛ و هرگز پناهگاهی جز او نمی‌یابی!///و بخوان آنچه وحی شده است بسوی تو از کتاب پروردگارت نیست برگرداننده‌ای برای سخنانش و هرگز نیابی جز او پناهگاهی را///و آنچه را که از کتاب پروردگارت سویت وحی شده است (برایشان) بخوان و پیروی کن. کلمات او [: خدا و قرآن] را هیچ‌گاه تبدیل‌کننده‌ای نیست. جز او [: خدا و کتابش] هرگز پایگاه و پناهگاهی (وحیانی) نتوانی یافت. quran_en_fa And keep thy soul content with those who call on their Lord morning and evening, seeking His Face; and let not thine eyes pass beyond them, seeking the pomp and glitter of this Life; no obey any whose heart We have permitted to neglect the remembrance of Us, one who follows his own desires, whose case has gone beyond all bounds. با کسانی که صبح و شام، پروردگارشان را می‌خوانند در حالی که همواره خشنودی او را می‌طلبند، خود را پایدار و شکیبا دار، و در طلب زینت و زیور زندگی دنیا دیدگانت [از التفات] به آنان [به سوی ثروتمندان] برنگردد، و از کسی که دلش را [به سبب کفر و طغیانش] از یاد خود غافل کرده‌ایم و از هوای نفسش پیروی کرده و کارش اسراف و زیاده روی است، اطاعت مکن.///با کسانی که صبح و شام، پروردگارشان را می‌خوانند در حالی که همواره خشنودی او را می‌طلبند، خود را پایدار و شکیبا دار، و در طلب زینت و زیور زندگی دنیا دیدگانت [از التفات] به آنان [به سوی ثروتمندان] برنگردد، و از کسی که دلش را [به سبب کفر و طغیانش] از یاد خود غافل کرده‌ایم و از هوای نفسش پیروی کرده و کارش اسراف و زیاده روی است، اطاعت مکن.///و همراه با کسانى که هر صبح و شام پروردگارشان را مى‌خوانند و خشنودى او را مى‌جویند، خود را به صبر وادار. و نباید چشمان تو براى یافتن پیرایه‌هاى این زندگى دنیوى از اینان منصرف گردد. و از آن که دلش را از ذکر خود بى‌خبر ساخته‌ایم، و از پى هواى نفس خود مى‌رود و در کارهایش اسراف مى‌ورزد، پیروى مکن.///و با کسانى که پروردگارشان را صبح و شام مى‌خوانند و خشنودى او را مى‌جویند شکیبایى کن، و براى تجمل زندگى دنیا چشم از ایشان بر مگیر، و از آن کس که قلبش را از یاد خودمان غافل ساخته‌ایم و از پى هواى نفس خود مى‌رود و اساس کارش بر تجاوز است اطاعت مکن///و با کسانى که پروردگارشان را صبح و شام مى‌خوانند [و] خشنودى او را مى‌خواهند، شکیبایى پیشه کن، و دو دیده‌ات را از آنان برمگیر که زیور زندگى دنیا را بخواهى، و از آن کس که قلبش را از یاد خود غافل ساخته‌ایم و از هوس خود پیروى کرده و [اساس‌] کارش بر زیاده‌روى است، اطاعت مکن.///و همراه با کسانى که پروردگارشان را هر صبحگاه و شامگاه مى‌خوانند و خشنودى او را مى‌جویند، خود را شکیبا ساز و دیدگانت را از آنان برمگیر که زیور دنیا را بطلبى و از کسانى که دلشان را از یاد خود غافل کرده‌ایم و در پى هوس خویشند و کارشان بر گزافه و زیاده‌روى است، پیروى مکن.///و همیشه خویش را با کمال شکیبایی به محبت آنان که صبح و شام خدای خود را می‌خوانند و رضای او را می‌طلبند وادار کن، و مبادا دیدگانت از آنان بگردد از آن رو که به زینتهای دنیا مایل باشی، و هرگز از آن که ما دل او را از یاد خود غافل کرده‌ایم و تابع هوای نفس خود شده و به تبهکاری پرداخته متابعت مکن.///و با کسانی که بامدادان و شامگاهان، پروردگارشان را [به دعا و نیایش‌] می‌خوانند و در طلب خشنودی او هستند، مدارا کن، و در هوای تجمل زندگی دنیوی، چشم از ایشان بر مگیر، و از کسی که دلش را از یاد خویش غافل داشته‌ایم، و در پی هوی و هوس خویش است و کارش تباه است، پیروی مکن‌///با کسانی باش که پروردگار خود را صبح و عصر می‌خوانند، و تنها رضای او را می‌طلبند! و هرگز بخاطر زیورهای دنیا، چشمان خود را از آنها برمگیر! و از کسانی که قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم اطاعت مکن! همانها که از هوای نفس پیروی کردند، و کارهایشان افراطی است.///و شکیبا ساز خویش را با آنان که می‌خوانند پروردگار خویش را بامداد و شب خواهند روی او را و تجاوز نکنند (یا برمگردان) دیدگان تو از ایشان که بخواهی زیور زندگانی دنیا را و فرمانبردار مشو آن را که غافل کردیم دلش را از یاد ما و پیروی کرد هوس خویش را و شد کار او از دست‌رفته‌///و با کسانی که پروردگارشان را صبح و شام می‌خوانند (و همواره) خشنودی او را می‌خواهند، خود را شکیبا کن، و هرگز دو دیده‌ات از آنان (سوی دیگران) بر نگردد، حال آنکه زیور زندگی دنیا را بخواهی. و از آن کس که قلبش را از یاد خود غافل ساخته‌ایم و از هوس خود پیروی کرده و (اساس) کارش بر زیاده‌روی بوده است، اطاعت مکن. quran_en_fa Say, "The truth is from your Lord": Let him who will believe, and let him who will, reject (it): for the wrong-doers We have prepared a Fire whose (smoke and flames), like the walls and roof of a tent, will hem them in: if they implore relief they will be granted water like melted brass, that will scald their faces, how dreadful the drink! How uncomfortable a couch to recline on! و بگو: [سخن] حق [که قرآن است] فقط از سوی پروردگار شماست؛ پس هر که خواست ایمان بیاورد، و هر که خواست کافر شود، به یقین ما برای ستمکاران آتشی آماده کرده‌ایم که سراپرده هایش بر آنان احاطه دارد، و اگر [از شدت تشنگی] استغاثه کنند با آبی چون مس گداخته که چهره‌ها را بریان می‌کند [به استغاثه آنان] جواب گویند، بد آشامیدنی و بد جایگاهی است.///و بگو: [سخن] حق [که قرآن است] فقط از سوی پروردگار شماست؛ پس هر که خواست ایمان بیاورد، و هر که خواست کافر شود، به یقین ما برای ستمکاران آتشی آماده کرده‌ایم که سراپرده هایش بر آنان احاطه دارد، و اگر [از شدت تشنگی] استغاثه کنند با آبی چون مس گداخته که چهره‌ها را بریان می‌کند [به استغاثه آنان] جواب گویند، بد آشامیدنی و بد جایگاهی است.///بگو: این سخن حق از جانب پروردگار شماست. هر که بخواهد ایمان بیاورد و هر که بخواهد کافر شود. ما براى کافران آتشى که لهیب آن همه را دربرمى‌گیرد، آماده کرده‌ایم و چون به استغاثه آب خواهند از آبى چون مس گداخته که از حرارتش چهره‌ها کباب مى‌شود بخورانندشان، چه آب بدى و چه آرامگاهى بد.///و بگو: [سخن‌] حق از پروردگار شماست، پس هر که خواهد ایمان بیاورد و هر که خواهد کافر شود، که ما براى ستمگران آتشى آماده کرده‌ایم که سراپرده‌هاى آن ایشان را احاطه کند و اگر فریادرسى خواهند، به آبى چون مس گداخته که چهره‌ها را بریان مى‌کند فریادرسى شوند،///و بگو: «حق از پروردگارتان [رسیده‌] است. پس هر که بخواهد بگرود و هر که بخواهد انکار کند، که ما براى ستمگران آتشى آماده کرده‌ایم که سراپرده‌هایش آنان را در بر مى‌گیرد، و اگر فریادرسى جویند، به آبى چون مس گداخته که چهره‌ها را بریان مى‌کند یارى مى‌شوند. وه! چه بد شرابى و چه زشت جایگاهى است.»///و بگو: «حق از سوى پروردگار شما رسیده است، پس هر که خواست ایمان آورد و هر که خواست کافر شود.» همانا ما براى ستمگران آتشى مهیا کرده‌ایم که [شعله‌هایش] همچون سراپرده‌اى آنان را فراگرفته، و اگر فریادرسى خواهند، با آبى [چون مس] گداخته به فریادشان مى‌رسند که [گرماى آن] چهره‌ها را بریان مى‌کند! چه بد نوشیدنى و چه بد جایگاهى است!///و بگو: دین حق همان است که از جانب پروردگار شما آمد، پس هر که می‌خواهد ایمان آرد و هر که می‌خواهد کافر شود، ما برای کافران ستمکار آتشی مهیا ساخته‌ایم که شعله‌های آن مانند خیمه‌های بزرگ گرد آنها احاطه کند و اگر (از شدت عطش) شربت آبی درخواست کنند آبی مانند مس گداخته سوزان به آنها دهند که رویها را بسوزاند و آن آب بسیار بد شربتی و آن دوزخ بسیار بد آسایشگاهی است.///و بگو این حق و از سوی پروردگارتان است، هرکس که خواهد ایمان بیاورد، و هرکس که خواهد کفرورزد، [و بدانند که‌] ما برای ستمکاران [مشرک‌] آتشی فراهم آورده‌ایم که سراپرده‌های آن آنان را فراخواهد گرفت، و چون به استغاثه آبی طلب کنند، به ایشان آبی چون فلز گداخته دهند که [حرارتش‌] چهره‌هایشان را بریان کند، هم نوشابه‌ای بد است و هم مجلسی بد///بگو: «این حق است از سوی پروردگارتان! هر کس می‌خواهد ایمان بیاورد (و این حقیقت را پذیرا شود)، و هر کس میخواهد کافر گردد!» ما برای ستمگران آتشی آماده کردیم که سراپرده‌اش آنان را از هر سو احاطه کرده است! و اگر تقاضای آب کنند، آبی برای آنان میاورند که همچون فلز گداخته صورتها را بریان می‌کند! چه بد نوشیدنی، و چه بد محل اجتماعی است!///و بگو حق از پروردگار شما است پس هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کافر شود همانا آماده کردیم برای ستمکاران آتشی که فراگرفته است بدیشان سراپرده آن و اگر فریاد کنند فریادرسی شوند به آبی چون آهن گداخته بریان کند چهره‌ها را چه زشت نوشابه است و چه زشت آسایشگاهی‌///و بگو: «(تمامی) حق از پروردگار شماست. پس هر کس (حق را) بخواهد باید (به پروردگارش) ایمان آورد و هر که (ناحق را) بخواهد (همو) کافر شود. بی‌گمان ما برای ستمگران آتشی آماده کرده‌ایم که سراپرده‌هایش آنان را در بر گرفته و اگر فریادرسی جویند به آبی، چون ته‌مانده‌ی روغن زیتون جوشان - که چهره‌ها را بریان می‌کند - فریادرسی می‌شوند. چه بد آشامیدنی و چه زشت تکیه‌گاه و آرامش‌گاهی است.» quran_en_fa As to those who believe and work righteousness, verily We shall not suffer to perish the reward of any who do a (single) righteous deed. مسلما کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند [پاداششان داده خواهد شد] زیرا ما پاداش کسانی را که کار نیکو کرده‌اند، تباه نمی‌کنیم.///مسلما کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند [پاداششان داده خواهد شد] زیرا ما پاداش کسانی را که کار نیکو کرده‌اند، تباه نمی‌کنیم.///کسانى که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند، بدانند که ما پاداش نیکوکاران را ضایع نمى‌کنیم.///بى‌تردید، کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند، ما پاداش کسى را که نیکوکارى کرده است ضایع نمى‌کنیم///کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند [بدانند که‌] ما پاداش کسى را که نیکوکارى کرده است تباه نمى‌کنیم.///آنان که ایمان آورده و کارهاى نیک کرده‌اند، [بدانند که] ما پاداش نیکوکاران را تباه نمى‌کنیم.///آنان که ایمان آوردند و نیکوکار شدند ما هم اجر نیکوکاران را ضایع نخواهیم گذاشت.///کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند [بدانند که‌] ما پاداش کسی را که نیکوکاری کرده است، فرو نمی‌گذاریم‌///مسلما کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، ما پاداش نیکوکاران را ضایع نخواهیم کرد!///همانا آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند ما تباه نمی‌سازیم پاداش آنکه نکو کرد کار را///بی‌گمان کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته‌‌ (ی ایمان) کرده‌اند، ما به‌راستی پاداش کسی را که کاری را به نیکی انجام داده است تباه نمی‌کنیم. quran_en_fa For them will be Gardens of Eternity; beneath them rivers will flow; they will be adorned therein with bracelets of gold, and they will wear green garments of fine silk and heavy brocade: They will recline therein on raised thrones. How good the recompense! How beautiful a couch to recline on! برای آنان بهشت‌های جاودانی است که از زیر درختان [آن] نهرها جاری است، در حالی که در آنجا بر تخت‌ها تکیه دارند با دستبندهایی از طلا آراسته می‌شوند، و جامه هایی سبز از دیبای نازک و ستبر می‌پوشند، چه پاداش خوبی و چه آسایش گاه نیکویی.///برای آنان بهشت‌های جاودانی است که از زیر درختان [آن] نهرها جاری است، در حالی که در آنجا بر تخت‌ها تکیه دارند با دستبندهایی از طلا آراسته می‌شوند، و جامه هایی سبز از دیبای نازک و ستبر می‌پوشند، چه پاداش خوبی و چه آسایش گاه نیکویی.///برایشان بهشتهاى جاوید است. از زیر پاهاشان نهرها جارى است. بهشتیان را به دستبندهاى زر مى‌آرایند و جامه‌هایى سبز از دیباى نازک و دیباى ستبر مى‌پوشند و در آنجا بر تختها تکیه مى‌زنند. چه پاداش نیکویى و چه آرامگاه نیکویى.///آنانند که بهشت‌هاى ابدى مخصوص ایشان است که از زیر [قصرها] شان نهرها جارى است. در آن جا با دستبندهاى زرین آراسته مى‌شوند و جامه‌هاى سبز از حریر نازک و حریر ضخیم مى‌پوشند، در حالى که بر تخت‌ها تکیه زده‌اند. خوش پاداش و نیکو استراحتگاهى است///آنانند که بهشتهاى عدن به ایشان اختصاص دارد که از زیر [قصرها] شان جویبارها روان است. در آنجا با دستبندهایى از طلا آراسته مى‌شوند و جامه‌هایى سبز از پرنیان نازک و حریر ستبر مى‌پوشند. در آنجا بر سریرها تکیه مى‌زنند. چه خوش پاداش و نیکو تکیه‌گاهى!///آنان باغ‌هایى جاودانه دارند که نهرها از زیر [قصرها و تخت‌هایشان] جارى است. در آنجا با دستبندهایى طلایى آراسته مى‌شوند و جامه‌هایى سبز از حریر نازک و دیبای ضخیم مى‌پوشند، در آنجا برتخت‌ها تکیه می‌دهند. چه نیکو پاداشى و چه خوش جایگاهى!///آنهایند که بهشتهای عدن که نهرها زیر درختانش جاری است خاص آنهاست در حالی که آنان را در آن بهشت به دستبندها و زیورهای زرین بیارایند و لباس‌های سبز حریر و دیبا درپوشند و بر تخت‌ها تکیه زنند، که آن بهشت نیکو اجری و خوش آرامگاهی است.///اینانند که بهشت‌ [های‌] عدن دارند که جویباران از فرودستشان جاری است، و در آنجا به دستبندهای زرین آراسته شوند و جامه‌های سبزرنگ از پرنیان [نازک‌] و ابریشم ستبر بپوشند، و در آنجا بر تختها تکیه زنند، هم پاداشی نیکوست و هم مجلسی نیکو///آنها کسانی هستند که بهشت جاودان برای آنان است؛ باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختان و قصرهایش جاری است؛ در آنجا با دستبندهایی از طلا آراسته می‌شوند؛ و لباسهایی (فاخر) به رنگ سبز، از حریر نازک و ضخیم، دربر می‌کنند؛ در حالی که بر تختها تکیه کرده‌اند. چه پاداش خوبی، و چه جمع نیکویی!///ایشان را است بهشتهای جاودان جاری است زیر آنان جویها زیب داده شوند در آن با دستبندها از زر و پوشند جامه‌های سبزی از سندس و استبرق تکیه‌کننده‌اند در آن بر تختها چه خوب پاداشی است و چه نکو است آن آسایشگاه‌///آنانند که باغ‌های ماندگار ویژه‌ی ایشان است، (که) از زیر (درختان) شان نهرها روان است. در آنجا با دستبندهایی از طلا بسی آراسته می‌شوند و جامه‌هایی سبز از حریر نازک و حریر ستبر می‌پوشند و در آن بر تخت‌ها تکیه می‌زنند. چه خوش پاداش و نیکوتکیه‌گاهی است. quran_en_fa Set forth to them the parable of two men: for one of them We provided two gardens of grape-vines and surrounded them with date palms; in between the two We placed corn-fields. و برای مشرکان [که از معبودان باطل دم می‌زنند و دل به دنیای فانی بسته‌اند] مثلی بزن: دو مرد را که به یکی از آنان دو باغ انگور دادیم و اطراف آن دو باغ را با درختان خرما پوشاندیم و فاصله میان آن دو باغ را کشتزاری قرار دادیم؛///و برای مشرکان [که از معبودان باطل دم می‌زنند و دل به دنیای فانی بسته‌اند] مثلی بزن: دو مرد را که به یکی از آنان دو باغ انگور دادیم و اطراف آن دو باغ را با درختان خرما پوشاندیم و فاصله میان آن دو باغ را کشتزاری قرار دادیم؛///برایشان داستان دو مرد را بیان کن که به یکى دو تاکستان داده بودیم و بر گرد آنها نخلها و در میانشان کشتزار کرده بودیم.///و براى آنها [داستان‌] دو مردى را مثل بزن که به یکى از آنها دو باغ انگور دادیم و پیرامون آنها را با درختان خرما پوشاندیم و میان آنها کشتزارى پدید آوردیم///و براى آنان، آن دو مرد را مثل بزن که به یکى از آنها دو باغ انگور دادیم و پیرامون آن دو [باغ‌] را با درختان خرما پوشاندیم، و میان آن دو را کشتزارى قرار دادیم.///[اى پیامبر!] براى آنان [سرگذشت] دو مردى را مثل بزن که براى یکى از آن دو، دو باغ انگور قرار دادیم و دور آنها را با نخل پوشاندیم و میان آن دو باغ را کشت‌زار قرار دادیم.///و دو مرد (مؤمن و کافر) را برای امت مثل آر که به یکی از آنها دو باغ انگور دادیم و به نخل خرما اطرافش را پوشاندیم و عرصه میان آنها را کشتزار (برای گندم و سایر حبوبات) قرار دادیم.///و برای آنان مثلی بزن از دو مرد که به یکی از آنان دو تاکستان داده بودیم، و پیرامون آن را درخت خرما و در میانه آنها کشتزاری قرار داده بودیم‌///(ای پیامبر!) برای آنان مثالی بزن: آن دو مرد، که برای یکی از آنها دو باغ از انواع انگورها قرار دادیم؛ و گرداگرد آن دو (باغ) را با درختان نخل پوشاندیم؛ و در میانشان زراعت پر برکتی قراردادیم.///و بزن برای ایشان مثلی دو مرد را که قرار دادیم برای یکیشان دو باغ از انگورها و پیچیده داشتیم آنها را با درخت خرما و نهادیم میان آنها کشتزاری‌///و برای آنان، دو مرد را مثل بزن، که به یکی از آنها دو باغ انگور دادیم و پیرامون آن دو (باغ) را با درختان خرما پوشاندیم، و میان آن دو کشتزاری قرار دادیم؛ quran_en_fa Each of those gardens brought forth its produce, and failed not in the least therein: in the midst of them We caused a river to flow. هر یک از این دو باغ میوه‌اش را می‌داد و چیزی از آن میوه نمی‌کاست، و میان آن دو باغ، نهری [پر آب] روان کردیم.///هر یک از این دو باغ میوه‌اش را می‌داد و چیزی از آن میوه نمی‌کاست، و میان آن دو باغ، نهری [پر آب] روان کردیم.///آن دو تاکستان، میوه خود را مى‌دادند بى هیچ کم و کاست. و نهرى بین آن دو جارى گردانیدیم.///هر دو باغ محصول خود را بى‌هیچ کم و کاست مى‌داد و میان آن دو نهرى جارى ساختیم///هر یک از این دو باغ محصول خود را [به موقع‌] مى‌داد و از [صاحبش‌] چیزى دریغ نمى‌ورزید، و میان آن دو [باغ‌] نهرى روان کرده بودیم.///هر دو باغ، میوه [فراوان] خود را داد و چیزى از آن نکاست و میان آن دو [باغ]، نهرى روان ساختیم.///آن دو باغ کاملا میوه‌های خود را بی‌هیچ آفت و نقصان بداد و در وسط آنها جوی آبی نیز روان ساختیم.///و هر دو باغ میوه‌اش را می‌داد و از صاحبش چیزی دریغ نمی‌ورزید و در میانه آنها جویباری روان کرده بودیم‌///هر دو باغ، میوه آورده بود، (میوه‌های فراوان،) و چیزی فروگذار نکرده بود؛ و میان آن دو، نهر بزرگی جاری ساخته بودیم.///هردو باغ دادند میوه خود را و ستم نکرد از آن چیزی را و شکافتیم میان آنها جوئی‌///هر دو باغ خوراکی خود را (به شایستگی) آوردند و از آن چیزی را نکاستند. و میان آن دو باغ نهری شکافتیم. quran_en_fa (Abundant) was the produce this man had: he said to his companion, in the course of a mutual argument: "more wealth have I than you, and more honour and power in (my following of) men." و برای او میوه [فراوان] بود، پس [مغرورانه] به رفیقش در حالی که با او گفتگو می‌کرد، گفت: من مال و ثروتم از تو بیشتر است و از جهت نفرات نیرومندترم.///و برای او میوه [فراوان] بود، پس [مغرورانه] به رفیقش در حالی که با او گفتگو می‌کرد، گفت: من مال و ثروتم از تو بیشتر است و از جهت نفرات نیرومندترم.///حاصل از آن او بود. به دوستش که با او گفت و گو مى‌کرد گفت: من به مال از تو بیشتر و به افراد پیروزترم.///و او را محصولات [گوناگون‌] بود. پس به دوست خود که با او گفت و گو مى‌کرد گفت: من به مال از تو بیشتر و به افراد از تو نیرومندترم///و براى او میوه فراوان بود. پس به رفیقش -در حالى که با او گفت و گو مى‌کرد- گفت: «مال من از تو بیشتر است و از حیث افراد از تو نیرومندترم.»///و آن مرد را میوه‌اى [فراوان] بود. پس به دوستش که با او گفتگو مى‌کرد، گفت: «من از تو مالدارترم، و از نظر نفرات، [نیز] نیرومندترم.»///و این مرد که دو باغ میوه بسیار داشت با رفیق خود (که مردی مؤمن و فقیر بود) در مقام گفتگو و مفاخرت برآمد و گفت: من از تو به دارایی بیشتر و از حیث خدم و حشم نیز عزیزتر و توانمندترم.///و بدین‌سان دارایی‌ای داشت، و [یک روز] به دوستش که با او گفت و گو می‌کرد گفت من از تو مالدارتر و با خدم و حشم‌ترم‌///صاحب این باغ، درآمد فراوانی داشت؛ به همین جهت، به دوستش -در حالی که با او گفتگو می‌کرد- چنین گفت: «من از نظر ثروت از تو برتر، و از نظر نفرات نیرومندترم!»///و بود او را میوه‌ای پس گفت به یار خویش حالی که با او گفتگو می‌کرد من بیشترم از تو در مال و نیرومندتر در گروه‌///و برای آن ثمری فراوان بود. پس به همراهش - در حالی که با او گفت‌وگو می‌کرد - گفت: «مال من از مال تو بیشتر است و از حیث افراد توانمند (هم) از تو نیرومندترم.» quran_en_fa He went into his garden in a state (of mind) unjust to his soul: He said, "I deem not that this will ever perish, و در حالی که [به سبب غرور و عصیان] بر خویشتن ستمکار بود، به باغش وارد شد [و] گفت: گمان نمی‌برم که این باغ هرگز نابود شود؛///و در حالی که [به سبب غرور و عصیان] بر خویشتن ستمکار بود، به باغش وارد شد [و] گفت: گمان نمی‌برم که این باغ هرگز نابود شود؛///و آن مرد ستم بر خویشتن کرده به باغ خود درآمد و گفت: نپندارم که این باغ هرگز از میان برود.///و او در حالى که ستمکار به نفس خویش بود [مغرورانه‌] به باغ خود در آمد و گفت: گمان ندارم که این [باغ‌] هرگز زوال پذیرد///و در حالى که او به خویشتن ستمکار بود، داخل باغ شد [و] گفت: «گمان نمى‌کنم این نعمت هرگز زوال پذیرد.»///و او در حالى که بر خویش ستمکار بود، به درون باغ آمد [و با غرور] گفت: «گمان ندارم که هرگز این [باغ] نابود شود،///و روزی به باغ خود در حالی که به نفس خود ستمکار بود (چون عمر را به کفر و گناه و غفلت از خدا می‌گذرانید با کمال غرور) داخل شد، گفت: گمان ندارم هرگز این باغ نابود شود.///و در حالی که در حق خویش ستمکار بود، داخل باغش شد و گفت گمان ندارم که این [نعمت‌] هرگز نابود شود///و در حالی که نسبت به خود ستمکار بود، در باغ خویش گام نهاد، و گفت: «من گمان نمی‌کنم هرگز این باغ نابود شود!///و درآمد به باغ خویش حالی که ستم‌کننده بود خویشتن را گفت نپندارم نابود شود این هیچگاه‌///و داخل باغش شد در حالی که بر خویشتن ستمکار بود، (و) گفت: «گمان نمی‌برم این (باغ) هرگز زوال پذیرد.» quran_en_fa "Nor do I deem that the Hour (of Judgment) will (ever) come: Even if I am brought back to my Lord, I shall surely find (there) something better in exchange." و گمان نمی‌کنم که قیامت برپا شود، و اگر هم [بر فرض] به پروردگارم بازگردانده شوم، یقینا در بازگشت، جایگاهی بهتر از این را خواهم یافت.///و گمان نمی‌کنم که قیامت برپا شود، و اگر هم [بر فرض] به پروردگارم بازگردانده شوم، یقینا در بازگشت، جایگاهی بهتر از این را خواهم یافت.///و نپندارم که قیامت هم بیاید. و اگر هم مرا نزد خدا برند، جایگاهى بهتر از این باغ خواهم یافت.///و گمان ندارم که قیامت برپا شود، و اگر هم به نزد پروردگارم بازگردانده شوم، قطعا جایگاهى بهتر از این خواهم یافت///و گمان نمى‌کنم که رستاخیز بر پا شود، و اگر هم به سوى پروردگارم بازگردانده شوم قطعا بهتر از این را در بازگشت، خواهم یافت.///و گمان نمى‌کنم که قیامت برپا شود و اگر هم به سوى پروردگارم بازگردانده شوم، یقینا بهتر از این [باغ] را در بازگشت، خواهم یافت.»///و نیز گمان نمی‌کنم که روز قیامتی به پا شود و اگر (به فرض هم خدا و قیامتی باشد و) من به سوی خدای خود بازگردم البته (در آن جهان نیز) از این باغ دنیا منزلی بهتر خواهم یافت.///و گمان ندارم که قیامت بر پا شود، و اگر هم به سوی پروردگارم باز گردانده شوم، در آنجا جایگاهی بهتر از این خواهم یافت‌///و باور نمی‌کنم قیامت برپا گردد! و اگر به سوی پروردگارم بازگردانده شوم (و قیامتی در کار باشد)، جایگاهی بهتر از این جا خواهم یافت!»///و نپندارم ساعت را برپا شونده و اگر بازگردم بسوی پروردگار خویش هر آینه بیابم بهتر از این جایگاه را///«و گمان (هم) نمی‌کنم که ساعت (قیامت) بر پا باشد و اگر (هم) سوی پروردگارم بازگردانده شوم، همانا بی‌چون جایگاهی نوین (و) بهتر (از این) خواهم یافت.» quran_en_fa His companion said to him, in the course of the argument with him: "Dost thou deny Him Who created thee out of dust, then out of a sperm-drop, then fashioned thee into a man? رفیقش در حالی که با او گفتگو می‌کرد به او گفت: آیا به آنکه تو را از خاک سپس از نطفه آفرید، آن گاه تو را به صورت مردی درست و نیکو درآورد، کافر شده‌ای؟///رفیقش در حالی که با او گفتگو می‌کرد به او گفت: آیا به آنکه تو را از خاک سپس از نطفه آفرید، آن گاه تو را به صورت مردی درست و نیکو درآورد، کافر شده‌ای؟///دوستش که با او گفت و گو مى‌کرد گفت: آیا بر آن کس که تو را از خاک و سپس از نطفه بیافرید و مردى راست بالا کرد، کافر شده‌اى؟///رفیقش که با او گفت و گو مى‌کرد به وى گفت: آیا به کسى که تو را از خاک و سپس از نطفه آفرید، آن‌گاه تو را به صورت مردى بیاراست کافر شدى؟///رفیقش -در حالى که با او گفت و گو مى‌کرد- به او گفت: «آیا به آن کسى که تو را از خاک، سپس از نطفه آفرید، آنگاه تو را [به صورت‌] مردى درآورد، کافر شدى؟»///دوستش که با او گفتگو مى‌کرد، گفت: «آیا به آن کسی کفر می‌ورزی که تو را از خاک، سپس از نطفه آفرید، آن‌گاه تو را مردى کامل و تمام اندام قرار داد؟!///رفیق (با ایمان و فقیر) او در مقام گفتگو (و اندرز) بدو گفت: آیا به خدایی که نخست از خاک و بعد از نطفه تو را آفرید و آن‌گاه مردی کامل و آراسته خلقت ساخت کافر شدی؟!///دوستش که با او گفت و گو می‌کرد گفت آیا به کسی که تو را از خاک و سپس از نطفه آفریده است و سپس در هیئت انسانی [معتدل‌] سامان داده است، کفرمی‌ورزی؟///دوست (با ایمان) وی -در حالی که با او گفتگو می‌کرد- گفت: «آیا به خدایی که تو را از خاک، و سپس از نطفه آفرید، و پس از آن تو را مرد کاملی قرار داد، کافر شدی؟!///گفت بدو یار او حالی که با وی سخن می‌گفت آیا کافر شدی بدانکه بیافریدت از خاکی سپس از چکه آبی پس بیاراستت مردی‌///همراهش - در حالی‌که با او گفت‌وگو می‌کرد - به او گفت: «آیا به آن کس که تو را از خاک (و) سپس از نطفه آفرید (و) آن‌گاه تو را مردی بساخت، کافر شدی‌؟» quran_en_fa "But (I think) for my part that He is Allah, My Lord, and none shall I associate with my Lord. من [اقرار قلبی دارم که] اوست خدا، پروردگار من و هیچ کس را با پروردگارم شریک نمی‌گیرم؛///من [اقرار قلبی دارم که] اوست خدا، پروردگار من و هیچ کس را با پروردگارم شریک نمی‌گیرم؛///ولى او خداى یکتا پروردگار من است و من هیچ کس را شریک پروردگارم نمى‌سازم.///اما من [مى‌گویم‌]: الله پروردگار من است و هیچ کس را شریک پروردگار خویش نمى‌سازم///اما من [مى‌گویم:] اوست خدا، پروردگار من، و هیچ کس را با پروردگارم شریک نمى‌سازم.///ولى من [می‌گویم:] اوست خداوند، پروردگار من و هیچ کس را با پروردگارم شریک نمى‌سازم.///لیکن من پروردگارم آن خدای یکتاست و هرگز به خدای خود احدی را شریک نخواهم ساخت.///ولی من می‌گویم او که خداوند است، پروردگار من است و با پروردگارم احدی را شریک نمی‌آورم‌///ولی من کسی هستم که «الله» پروردگار من است؛ و هیچ کس را شریک پروردگارم قرارنمی‌دهم!///لیکن همانا خدا است پروردگارم و شرک نورزم به پروردگارم کسی را///لیکن ما (می‌گوییم): «اوست خدا، پروردگار من و هیچ کس را با پروردگارم شریک نمی‌سازم.» quran_en_fa "Why didst thou not, as thou wentest into thy garden, say: 'Allah's will (be done)! There is no power but with Allah!' If thou dost see me less than thee in wealth and sons, و چرا وقتی به باغ خود، وارد شدی، نگفتی: آنچه خدا بخواهد [صورت می‌پذیرد] و هیچ نیرویی جز به وسیله خدا نیست؛ اگر مرا از جهت ثروت و فرزند کمتر از خودت می‌بینی.///و چرا وقتی به باغ خود، وارد شدی، نگفتی: آنچه خدا بخواهد [صورت می‌پذیرد] و هیچ نیرویی جز به وسیله خدا نیست؛ اگر مرا از جهت ثروت و فرزند کمتر از خودت می‌بینی.///چرا آنگاه که به باغ خود درآمدى نگفتى: هر چه خداوند خواهد، و هیچ نیرویى جز نیروى خدا نیست؟ اگر مى‌بینى که دارایى و فرزند من کمتر از تو است،///و چرا وقتى داخل باغت شدى نگفتى: هر چه خدا خواهد [همان شود] و هیچ نیرویى جز به تأیید خدا نیست؟ اگر مرا به مال و فرزند کمتر از خود مى‌بینى///و چون داخل باغت شدى، چرا نگفتى: ماشاء الله، نیرویى جز به [قدرت‌] خدا نیست. اگر مرا از حیث مال و فرزند کمتر از خود مى‌بینى،///و چرا آن‌گاه که وارد باغت شدى، نگفتى: آنچه خدا بخواهد [همان شود!] هیچ نیرویى جز به [قدرت] خدا نیست. اگر مرا از نظر مال و فرزند، کمتر از خویش مى‌بینى،///و تو چرا وقتی به باغ خود درآمدی نگفتی که همه چیز به خواست خداست و جز قدرت خدا قوه‌ای نیست؟ اگر تو مرا از خود به مال و فرزند کمتر دانی (به خود مغرور مشو که).///و چرا چون وارد باغت شدی، نگفتی «ما شاء الله لا قوة الا بالله»، اگر مرا کم‌مال‌تر و کم‌زاد و رودتر می‌بینی،///چرا هنگامی که وارد باغت شدی، نگفتی این نعمتی است که خدا خواسته است؟! قوت (و نیرویی) جز از ناحیه خدا نیست! و اگر می‌بینی من از نظر مال و فرزند از تو کمترم (مطلب مهمی نیست)!///و چرا گاهی که در باغ خویش درآمدی نگفتی چه خواسته است خدا نیست نیروئی جز با خدا اگر مرا بینی کمترم از تو درخواسته و فرزند///و چون داخل باغت شدی، چرا نگفتی: «(تنها) آنچه خدا خواسته (شدنی است). هرگز نیرویی جز به (وسیله‌ی) خدا نیست. اگر مرا از حیث مال و فرزند کمتر از خود می‌بینی،» quran_en_fa "It may be that my Lord will give me something better than thy garden, and that He will send on thy garden thunderbolts (by way of reckoning) from heaven, making it (but) slippery sand!- امید است پروردگارم بهتر از باغ تو را به من عطا کند و از آسمان آسیبی دقیق و حساب شده بر باغ تو فرستد تا به صورت زمینی صاف و بی گیاه و لغزنده شود؛///امید است پروردگارم بهتر از باغ تو را به من عطا کند و از آسمان آسیبی دقیق و حساب شده بر باغ تو فرستد تا به صورت زمینی صاف و بی گیاه و لغزنده شود؛///شاید پروردگار من مرا چیزى بهتر از باغ تو دهد. شاید بر آن باغ صاعقه‌اى بفرستد و آن را به زمینى صاف و لغزنده بدل سازد.///امید است که پروردگارم بهتر از باغ تو را به من دهد، و بر آن باغ آفتى از آسمان بفرستد تا به زمینى بایر و بى‌گیاه بدل شود///امید است که پروردگارم بهتر از باغ تو به من عطا فرماید، و بر آن [باغ تو] آفتى از آسمان بفرستد، تا به زمینى هموار و لغزنده تبدیل گردد؛///پس امید است که پروردگارم بهتر از باغ تو را به من عطا کند و مجازات حساب شده‌ای بر باغ تو از آسمان بفرستد تا به زمینى بى‌گیاه و لغزنده تبدیل شود،///امید است خدا مرا بهتر از باغ تو (در آخرت و دنیا) بدهد و بر بوستان تو آتشی فرستد که باغت یکسره نابود و با خاک صرف یکسان گردد.///چه بسا پروردگارم بهتر از باغ تو به من ببخشد و بر باغ تو صاعقه‌ای از آسمان فرود فرستد و به صورت خاک و خاشاکی سترون در آید///شاید پروردگارم بهتر از باغ تو به من بدهد؛ و مجازات حساب شده‌ای از آسمان بر باغ تو فروفرستد، بگونه‌ای که آن را به زمین بی‌گیاه لغزنده‌ای مبدل کند!///امید است پروردگار من بدهدم بهتر از باغ تو و بفرستد بر آن آفتی از آسمان تا بامداد کند خشکزاری لغزنده‌///«پس امید است که پروردگارم بهتر از باغ تو به من بدهد و بر باغ تو آفتی از آسمان فرو فرستد، تا به تپه‌ای بی‌گیاه تبدیل گردد.» quran_en_fa "Or the water of the garden will run off underground so that thou wilt never be able to find it." یا آب آن در زمین فرو رود که هرگز نتوانی آن را به دست آوری.///یا آب آن در زمین فرو رود که هرگز نتوانی آن را به دست آوری.///یا آب آن بر زمین فرو رود و هرگز به یافتن آن قدرت نیابى.///یا آب آن در زمین فرو رود که هرگز نتوانى آن را به دست آورى///یا آب آن [در زمین‌] فروکش کند تا هرگز نتوانى آن را به دست آورى.»///یا آب آن فروکش کند، پس هرگز نتوانى آن را بازیابى.»///یا آبش به زمین فرو رود و دیگر هرگز نتوانی آب به دست آری (و باغت از بی‌آبی خشک شود).///یا آب آن [به اعماق زمین‌] فرو رود، و هرگز نتوانی بازش یافت‌///و یا آب آن در اعمال زمین فرو رود، آن گونه که هرگز نتوانی آن را به دست آوری!»///یا بامداد کند آب آن فرورفته که هرگز نتوانی برای آن جستنی را///«یا آبش فروکش کند، پس هرگز نتوانی آن را بجویی.» quran_en_fa So his fruits (and enjoyment) were encompassed (with ruin), and he remained twisting and turning his hands over what he had spent on his property, which had (now) tumbled to pieces to its very foundations, and he could only say, "Woe is me! Would I had never ascribed partners to my Lord and Cherisher!" [عاقبت آن مغرور مشرک، به عذاب خدا دچار شد] و تمام میوه هایش از بین رفت، پس در حالی که همه داربست‌ها فرو ریخته [و تاک‌ها روی آن بود] و در [حسرت] هزینه‌های [فراوانی که] متحمل شده بود، دو دستش را زیر و رو می‌کرد، می‌گفت: ای کاش من احدی را با پروردگارم شریک نگرفته بودم.///[عاقبت آن مغرور مشرک، به عذاب خدا دچار شد] و تمام میوه هایش از بین رفت، پس در حالی که همه داربست‌ها فرو ریخته [و تاک‌ها روی آن بود] و در [حسرت] هزینه‌های [فراوانی که] متحمل شده بود، دو دستش را زیر و رو می‌کرد، می‌گفت: ای کاش من احدی را با پروردگارم شریک نگرفته بودم.///به ثمره‌اش آفت رسید و بامدادان دست حسرت بر دست مى‌سایید که چه هزینه‌اى کرده بود و اکنون همه بناهایش فرو ریخته است. و مى‌گوید: اى کاش کسى را شریک پروردگارم نساخته بودم.///و [سر انجام‌] میوه‌هایش نابود شد. آن‌گاه براى آنچه در باغ هزینه کرده بود، دست حسرت بر دست مى‌سایید در حالى که همه داربست‌ها و در و دیوار آن فرو ریخته بود و [به حسرت‌] مى‌گفت: اى کاش کسى را شریک پروردگار خود نساخته بودم/// [تا به او رسید آنچه را باید برسد] و [آفت آسمانى‌] میوه‌هایش را فرو گرفت. پس براى [از کف دادن‌] آنچه در آن [باغ‌] هزینه کرده بود، دستهایش را بر هم مى‌زد در حالى که داربستهاى آن فرو ریخته بود. و [به حسرت‌] مى‌گفت: «اى کاش هیچ کس را شریک پروردگارم نمى‌ساختم.»///و [سرانجام] میوه­‌هاى باغ آن [مرد مغرور، با قهر خدا] احاطه شد [و از بین رفت]. پس او چنان شد که دو دست خویش را به خاطر خرج‌هایى که در باغ کرده بود، [از شدت حسرت] برهم مى‌مالید، در حالى که همه داربست‌ها فروریخته بود و مى‌گفت: «اى کاش کسى را شریک پروردگارم قرار نمى‌دادم.»///و ثمره و میوه‌هایش همه نابود گردید و او (از شدت حزن و اندوه) بر آنچه در باغ خرج کرده بود دست بر دست می‌زد که بنا و اشجارش همه ویران و خشک شده بود، و می‌گفت: ای کاش من احدی را به خدای خود شریک نمی‌ساختم.///و [سرانجام‌] دارایی‌اش بر باد رفت، و او به خاطر هزینه‌ای که در آن کرده بود، دست [حسرت‌] بر دست می‌زد، و آن باغ سقفها و دیوارهایش فرو ریخته بود، و می‌گفت کاش من هیچ کس را با پروردگارم شریک نمی‌انگاشتم‌///(به هر حال عذاب الهی فرا رسید،) و تمام میوه‌های آن نابود شد؛ و او بخاطر هزینه هایی که در آن صرف کرده بود، پیوسته دستهای خود را به هم می‌مالید -در حالی که تمام باغ بر داربستهایش فرو ریخته بود- و می‌گفت: «ای کاش کسی را همتای پروردگارم قرار نداده بودم!»///و نابود شد میوه آن پس بامداد کرد می‌گردانید دستهای خویش را بر آنچه هزینه کرده بود در آن و آن فرود آمده بود بر پایه‌ها (یا پوشها) ی خود و می‌گفت کاش شرک نمی‌ورزیدم به پروردگار خود کسی را///(تا به او رسید آنچه باید برسد) و ثمره‌اش فرو گرفته شد، پس برای (از کف دادن) آنچه در آن باغ هزینه کرده بود، دست‌هایش را زیر و رو می‌کرد و برهم می‌زد -در حالی که داربست‌های آن فرو ریخته بود- و (با حسرت) می‌گفت: «ای کاش هیچ کس را شریک پروردگارم نمی‌ساختم.» quran_en_fa Nor had he numbers to help him against Allah, nor was he able to deliver himself. و برایش گروهی نبود که او را در برابر خدا یاری دهند، و خودش هم قدرت نداشت که عذاب را از خود برطرف کند.///و برایش گروهی نبود که او را در برابر خدا یاری دهند، و خودش هم قدرت نداشت که عذاب را از خود برطرف کند.///جز خدا گروهى که به یاریش برخیزند نبود و خود قدرت نداشت.///و گروهى نداشت که او را در برابر خدا یارى دهند و خود نیز قدرت دفاع نداشت///و او را در برابر خدا گروهى نبود، تا یاریش کنند، و توانى نداشت که خود را یارى کند.///و هیچ گروهى نداشت که او را در برابر [قهر] خدا یارى کنند و نمى‌توانست خودش را یارى کند.///و ابدا جز خدا هیچ گروهی نبود که آن گنهکار کافر را از قهر و خشم خدا یاری و حمایت کند و نه خود مدافع خویش بود.///و برای او گروهی نبودند که او را در برابر خداوند یاری دهند و انتقام گیرنده نبود///و گروهی نداشت که او را در برابر (عذاب) خداوند یاری دهند؛ و از خودش (نیز) نمی‌توانست یاری گیرد.///و نبودش دسته که یاریش کنند جز خدا و نبود یاری شده (یا یاری جوینده)///و او را پس از خدا هیچ گروهی نبود تا یاریش کنند و توانی (هم) نداشت تا از کسی یاری‌گیرنده باشد. quran_en_fa There, the (only) protection comes from Allah, the True One. He is the Best to reward, and the Best to give success. در آنجا [که گرفتاری از همه سو انسان را احاطه می‌کند] یاری دادن ویژه خدای به حق است. او از جهت پاداش بهتر و از نظر تأمین کردن عاقبت نیکوتر است.///در آنجا [که گرفتاری از همه سو انسان را احاطه می‌کند] یاری دادن ویژه خدای به حق است. او از جهت پاداش بهتر و از نظر تأمین کردن عاقبت نیکوتر است.///آنجا یارى کردن خداى حق را سزد. پاداش او بهتر و سرانجامش نیکوتر است.///آن جا ثابت شد که حاکمیت از آن خداى حق است. او در پاداش دادن بهتر و در فرجام نیکوتر است///در آنجا [آشکار شد که‌] یارى به خداى حق تعلق دارد. اوست بهترین پاداش و [اوست‌] بهترین فرجام.///آنجا [ثابت شد که] قدرت تنها از آن خداى حق است و [نزد] اوست بهترین پاداش و نیکوترین فرجام.///آنجا ولایت و حکمفرمایی خاص خداست که به حق فرمان دهد و بهترین اجر و ثواب و عاقبت نیکو را هم او عطا کند.///آنجاست که ولایت از آن خداوند بر حق است، هموست که خوش پاداش‌تر و بهترین بخشنده نیک سرانجامی است‌///در آنجا ثابت شد که ولایت (و قدرت) از آن خداوند بر حق است! اوست که برترین ثواب، و بهترین عاقبت را (برای مطیعان) دارد!///در آنجا فرمانروائی از آن خداست حق او است بهتر به پاداش و بهتر در فرجام‌///(سرانجام) در آنجا (همه‌ی) ولایت (ها) در انحصار خدای تمام حق است. اوست بهترین پاداش‌دهنده و (اوست) بهترین فرجام (کار). quran_en_fa Set forth to them the similitude of the life of this world: It is like the rain which we send down from the skies: the earth's vegetation absorbs it, but soon it becomes dry stubble, which the winds do scatter: it is (only) Allah who prevails over all things. و زندگی دنیا را برای آنان وصف کن که [در سرعت زوال و ناپایداری] مانند آبی است که آن را از آسمان نازل کنیم، پس گیاه زمین به وسیله آن [به طور انبوه و در هم پیچیده] بروید، [و طراوت و سرسبزی شگفت انگیزی پدید آورد] آن گاه [در مدتی کوتاه] خشک و ریز ریز شود که بادها آن را به هر سو پراکنده کنند؛ و خدا بر هر کاری تواناست.///و زندگی دنیا را برای آنان وصف کن که [در سرعت زوال و ناپایداری] مانند آبی است که آن را از آسمان نازل کنیم، پس گیاه زمین به وسیله آن [به طور انبوه و در هم پیچیده] بروید، [و طراوت و سرسبزی شگفت انگیزی پدید آورد] آن گاه [در مدتی کوتاه] خشک و ریز ریز شود که بادها آن را به هر سو پراکنده کنند؛ و خدا بر هر کاری تواناست.///برایشان زندگى دنیا را مثل بزن که چون بارانى است که از آسمان ببارد و با آن گیاهان گوناگون به فراوانى بروید. ناگاه خشک شود و باد بر هر سو پراکنده‌اش سازد. و خدا بر هر کارى تواناست.///و برایشان زندگى دنیا را مثل بزن که مانند آبى است که آن را از آسمان فرستادیم، پس گیاه زمین با آن در آمیخت [و سرسبز شد] و آن‌گاه خشکید که بادها آن را به هر سو مى‌پراکند، و خدا بر هر چیزى قادر است///و براى آنان زندگى دنیا را مثل بزن که مانند آبى است که آن را از آسمان فرو فرستادیم؛ سپس گیاه زمین با آن درآمیخت و [چنان‌] خشک گردید که بادها پراکنده‌اش کردند، و خداست که همواره بر هر چیزى تواناست.///و [اى پیامبر!] براى آنان زندگى دنیا را مثل بزن که همچون آبى است که از آسمان فروفرستادیم، پس گیاه زمین به وسیله‌ى آن [چنان انبوه شود که] در هم فرورود، پس ناگهان خشک شود، آن چنان که بادها پراکنده‌اش سازند و خداوند بر هر چیزى تواناست.///و برای امت، زندگانی دنیا را چنین مثل زن که ما آب بارانی از آسمان نازل کنیم و به آن آب، درختان و نباتات گوناگون زمین درهم پیچیده و خرم بروید، سپس همه درهم شکسته و خشک شود و به دست بادها زیر و زبر و پراکنده گردد، و خدا بر هر چیز اقتدار کامل دارد.///و برای آنان زندگی دنیوی را به آبی مثل بزن که آن را از آسمان نازل کنیم و به آن گل و گیاه زمین آمیزد، و سرانجام خرد و خوار شود که بادها پراکنده‌اش کنند، و خداوند بر هر کاری تواناست‌///(ای پیامبر!) زندگی دنیا را برای آنان به آبی تشبیه کن که از آسمان فرو می‌فرستیم؛ و بوسیله آن، گیاهان زمین (سرسبز می‌شود و) در هم فرومیرود. اما بعد از مدتی می‌خشکد؛ و بادها آن را به هر سو پراکنده می‌کند؛ و خداوند بر همه چیز تواناست!///و بزن برای ایشان مثل زندگانی دنیا را مانند آبی که فرستادیمش از آسمان پس بیامیخت با آن رستنی زمین پس گردید خرد که پراکنده می‌سازندش بادها و خدا است بر همه چیز توانا///و برای آنان زندگی دنیا را مثل بزن: مانند آبی است که آن را از آسمان فرو فرستادیم‌؛ پس روییدنی زمین با آن درآمیخت. پس (از آن، چنان) خشک گردید که بادها پراکنده‌اش می‌کنند. و خدا همواره بر همه چیزی توانا بوده است. quran_en_fa Wealth and sons are allurements of the life of this world: But the things that endure, good deeds, are best in the sight of thy Lord, as rewards, and best as (the foundation for) hopes. مال و فرزندان، آرایش و زیور زندگی دنیا هستند، ولی اعمال شایسته پایدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ امید داشتن به آنها نیکوتر است.///مال و فرزندان، آرایش و زیور زندگی دنیا هستند، ولی اعمال شایسته پایدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ امید داشتن به آنها نیکوتر است.///دارایى و فرزند پیرایه‌هاى این زندگانى دنیاست و کردارهاى نیک که همواره بر جاى مى‌مانند نزد پروردگارت بهتر و امید بستن به آنها نیکوتر است.///مال و فرزندان زینت زندگى دنیایند، و نیکى‌هاى ماندگار، ثوابش نزد پروردگار تو بهتر و امید بخش‌تر است///مال و پسران زیور زندگى دنیایند، و نیکیهاى ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر امید [نیز] بهتر است.///مال و فرزندان، زینت زندگى دنیایند و کارهاى ماندگار شایسته، نزد پروردگارت پاداشى بهتر دارند و امید داشتن به آنها نیکوتر است.///مال و فرزندان زیب و زینت حیات دنیاست و اعمال صالح که (تا قیامت) باقی است نزد پروردگار از نظر ثواب بهتر و از نظر امیدمندی نیکوتر است.///اموال و پسران، تجمل زندگی دنیوی است، و کارهای ماندگار شایسته، نزد پروردگارت خوش پاداش‌تر و امیدبخش‌تر است‌///مال و فرزند، زینت زندگی دنیاست؛ و باقیات صالحات [= ارزشهای پایدار و شایسته‌] ثوابش نزد پروردگارت بهتر و امیدبخش‌تر است!///خواسته و فرزندان زیب زندگانی دنیا است و بازمانده‌های شایسته بهتر است نزد پروردگار تو به پاداش و بهتر است در آرزو///مال و فرزندان، زیور زندگی دنیایند و نیکی‌های ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر آرزومندی (نیز) بهتر است. quran_en_fa One Day We shall remove the mountains, and thou wilt see the earth as a level stretch, and We shall gather them, all together, nor shall We leave out any one of them. و [یاد کن] روزی را که کوه‌ها را [از محل استقرارشان] برانیم و نابود کنیم، و زمین را هموار و آشکار ببینی، و همه آنان را [برای ورود به عرصه قیامت] محشور می‌کنیم، و هیچ یک از آنان را وانمی گذاریم.///و [یاد کن] روزی را که کوه‌ها را [از محل استقرارشان] برانیم و نابود کنیم، و زمین را هموار و آشکار ببینی، و همه آنان را [برای ورود به عرصه قیامت] محشور می‌کنیم، و هیچ یک از آنان را وانمی گذاریم.///روزى که کوه‌ها را به راه مى‌اندازیم و زمین را بینى که هر چه در اندرون دارد بیرون افکنده است و همه را براى حساب گرد مى‌آوریم و یک تن از ایشان را هم رها نمى‌کنیم.///و روزى که کوه‌ها را به حرکت در آوریم، و زمین را صاف و هموار بینى، و آنان را گرد آوریم و هیچ یک از آنها را فروگذار نکنیم///و [یاد کن‌] روزى را که کوهها را به حرکت درمى‌آوریم، و زمین را آشکار [و صاف‌] مى‌بینى، و آنان را گرد مى‌آوریم و هیچ یک را فرو گذار نمى‌کنیم.///و روزى که کوه‌ها را به حرکت درآوریم و زمین را آشکار [صاف و هموار] مى‌بینى در حالى که همگان را برانگیخته‌ایم، پس هیچ یک از آنان را نمى‌نهیم.///و (یاد کن) روزی که ما کوهها را به رفتار آریم و زمین را صاف و بدون پست و بلندی آشکارا ببینی و همه را (در صف محشر از قبرها) برانگیزیم و یکی را فرو نگذاریم.///و روزی [آید] که کوهها را به حرکت در آوریم و زمین را آشکار و هموار بینی و آنان را گرد آوریم و هیچ کس از آنان را فرو نگذاریم‌///و روزی را به خاطر بیاور که کوه‌ها را به حرکت درآوریم؛ و زمین را آشکار (و مسطح) می‌بینی؛ و همه آنان [= انسانها] را برمی‌انگیزیم، و احدی از ایشان را فروگذار نخواهیم کرد!///و روزی که برانیم کوه‌ها را و بینی زمین را نمودار (یا برآمده) و گردشان آوردیم پس بجای نگذاشتیم از ایشان کسی را///و روزی را یاد کن که کوه‌ها را به شدت روان سازیم و زمین را آشکارا (و صاف) ببینی و آنان را گرد (هم) آوردیم، پس هیچ یک را فروگذار نکردیم. quran_en_fa And they will be marshalled before thy Lord in ranks, (with the announcement), "Now have ye come to Us (bare) as We created you first: aye, ye thought We shall not fulfil the appointment made to you to meet (Us)!": و صف کشیده بر پروردگارت عرضه می‌شوند [به آنان گویند:] همانا [تنها] نزد ما آمدید، همان گونه که نخستین بار شما را [تنها] آفریدیم [شما در توانمندی ما نسبت به زنده کردن مردگان تردید داشتید]، بلکه می‌پنداشتید برای حسابرسی اعمال شما موعدی قرار نخواهیم داد.///و صف کشیده بر پروردگارت عرضه می‌شوند [به آنان گویند:] همانا [تنها] نزد ما آمدید، همان گونه که نخستین بار شما را [تنها] آفریدیم [شما در توانمندی ما نسبت به زنده کردن مردگان تردید داشتید]، بلکه می‌پنداشتید برای حسابرسی اعمال شما موعدی قرار نخواهیم داد.///همه در یک صف به پروردگارت عرضه مى‌شوند. اکنون نزد ما آمدید همچنان که نخستین بار شما را بیافریدیم. آیا مى‌پنداشتید که هرگز برایتان وعده‌گاهى قرار نخواهیم داد؟///و همه در یک صف به [پیشگاه‌] پروردگارت عرضه شوند [و به آنها گفته شود:] اکنون نزد ما [تنها] آمده‌اید همان گونه که اول بار شما را آفریدیم، ولى گمان مى‌کردید که هرگز براى شما موعد [دیدار] نخواهیم نهاد///و ایشان به صف بر پروردگارت عرضه مى‌شوند [و به آنها مى‌فرماید:] به راستى همان گونه که نخستین بار شما را آفریدیم [باز] به سوى ما آمدید، بلکه پنداشتید هرگز براى شما موعدى مقرر قرار نخواهیم داد.///و [در آن روز مردم] صف کشیده، بر پروردگارت عرضه مى‌شوند. [خدا به آنان مى‌فرماید:] «همان‌گونه که نخستین بار شما را آفریدیم، [امروز هم] به سوى ما آمدید، بلکه پنداشتید ما برایتان وعده‌گاهى نمى‌نهیم؟»///و خلایق را در صفی بر خدا عرضه کنند (و به کافران گفته شود: دیدید) همان گونه که اول بار شما را آفریدیم باز به سوی ما باز آمدید، اما شما (به خیال باطل) پنداشتید که هرگز برای شما وعده گاهی نمی‌نهیم (و معادی در کار نیست).///و [آنان را] بر پروردگارت به صف عرضه دارند [فرماید] همچنانکه نخست بار شما را آفریده بودیم [تنها و برهنه‌] نزد ما آمدید، ولی گمان می‌کردید که برای شما موعد [دیداری‌] نمی‌گذاریم‌///آنها همه در یک صف به (پیشگاه) پروردگارت عرضه می‌شوند؛ (و به آنان گفته می‌شود:) همگی نزد ما آمدید، همان گونه که نخستین بار شما را آفریدیم! اما شما گمان می‌کردید ما هرگز موعدی برایتان قرار نخواهیم داد!///و عرض شدند بر پروردگار تو صفی همانا آمدید ما را چنانکه آفریدیمتان نخستین بار بلکه پنداشتید که هرگز نگذاریم برای شما وعده‌گاهی را///و (در آن روز که) ایشان به صف بر پروردگارت عرضه شدند (به آنها می‌فرماید:) «به‌راستی همان گونه که نخستین بار شما را آفریدیم سوی ما آمدید، بلکه پنداشتید هرگز برای شما وعده‌گاهی مقرر نکردیم.» quran_en_fa And the Book (of Deeds) will be placed (before you); and thou wilt see the sinful in great terror because of what is (recorded) therein; they will say, "Ah! woe to us! what a Book is this! It leaves out nothing small or great, but takes account thereof!" They will find all that they did, placed before them: And not one will thy Lord treat with injustice. کتاب [اعمال] هر کسی [در برابر دیدگانش] نهاده می‌شود، پس مجرمان را می‌بینی که از آنچه در آن است هراسان و بیمناکند و می‌گویند: ای وای بر ما، این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی را فرو نگذاشته است مگر آنکه آن را به حساب آورده؟! و هر عملی را انجام داده‌اند، حاضر می‌یابند، و پروردگارت به هیچ کس ستم نخواهدکرد.///کتاب [اعمال] هر کسی [در برابر دیدگانش] نهاده می‌شود، پس مجرمان را می‌بینی که از آنچه در آن است هراسان و بیمناکند و می‌گویند: ای وای بر ما، این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی را فرو نگذاشته است مگر آنکه آن را به حساب آورده؟! و هر عملی را انجام داده‌اند، حاضر می‌یابند، و پروردگارت به هیچ کس ستم نخواهدکرد.///دفتر اعمال گشوده شود. مجرمان را بینى که از آنچه در آن آمده است بیمناکند و مى‌گویند: واى بر ما، این چه دفترى است که هیچ گناه کوچک و بزرگى را حساب ناشده رها نکرده است. آنگاه اعمال خود را در مقابل خود بیابند و پروردگار تو، به کسى ستم نمى‌کند.///و کارنامه‌ها را در میان گذارند، آن‌گاه مجرمان را از آنچه در آن است هراسان بینى، و گویند: اى واى بر ما! این چه کارنامه‌اى است که هیچ [کار] کوچک و بزرگى را وانگذاشته مگر این که آن را برشمرده است! و آنان کرده‌هاى خویش را آماده مى‌یابند، و پروردگار تو ب///و کارنامه [عمل شما در میان‌] نهاده مى‌شود، آنگاه بزهکاران را از آنچه در آن است بیمناک مى‌بینى، و مى‌گویند: «اى واى بر ما، این چه نامه‌اى است که هیچ [کار] کوچک و بزرگى را فرو نگذاشته، جز اینکه همه را به حساب آورده است.» و آنچه را انجام داده‌اند حاضر یابند، و پروردگار تو به هیچ کس ستم روا نمى‌دارد.///و کتاب [و نامه‌ى اعمال] در میان نهاده مى‌شود، پس مجرمان را مى‌بینى که از آنچه در آن است بیمناکند و مى‌گویند: «واى بر ما! این چه کارنامه‌اى است که هیچ کوچک و بزرگى را فروگذار نکرده، مگر اینکه برشمرده است!» آنچه را انجام داده‌اند، [در برابر خود] حاضر مى‌یابند و پروردگارت به هیچ‌کس ستم نمى‌کند.///و کتاب اعمال نیک و بد خلق را پیش نهند، آن گاه اهل عصیان را از آنچه در نامه عمل آنهاست ترسان و هراسان بینی در حالی که (با خود) گویند: ای وای بر ما، این چگونه کتابی است که اعمال کوچک و بزرگ ما را سر مویی فرو نگذاشته جز آنکه همه را احصا کرده است؟! و در آن کتاب همه اعمال خود را حاضر بینند و خدا به هیچ کس ستم نخواهد کرد.///و کارنامه‌ها را در میان آورند، آنگاه گناهکاران را از آنچه در آن است هراسان بینی، و گویند وای بر ما این چه کتابی است که هیچ خرد و بزرگی را فرو نگذاشته مگر آنکه بر شمرده است، و آنچه را انجام داده‌اند حاضر یابند و پروردگارت بر هیچ کس ستم روا نمی‌دارد///و کتاب [= کتابی که نامه اعمال همه انسانهاست‌] در آن جا گذارده می‌شود، پس گنهکاران را می‌بینی که از آنچه در آن است، ترسان و هراسانند؛ و می‌گویند: «ای وای بر ما! این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی را فرونگذاشته مگر اینکه آن را به شمار آورده است؟! و (این در حالی است که) همه اعمال خود را حاضر می‌بینند؛ و پروردگارت به هیچ کس ستم نمی‌کند.///و نهاده شد کتاب پس بینی گنهکاران را شوریده از آنچه در آن است و گویند ای وای بر ما چه شود این کتاب را که نگذارد کوچک و نه بزرگی را مگر آنکه برشمردش و یافتند آنچه را کردند حاضر و ستم نکند پروردگار تو کسی را///و کتاب (اعمال) گزارده شد. آن‌گاه بزه‌کاران را از آنچه در آن است با بزرگداشتش بیمناک می‌بینی، و (همی) گویند: «ای وای بر ما! این نامه را چه برنامه‌ای است که هیچ کوچک و بزرگی را فرو نمی‌گذارد جز اینکه همه را بر شمرده است! ‌» و آنچه را انجام دادند حاضر یافتند و پروردگار تو به هیچ کس ستم روا نمی‌دارد. quran_en_fa Behold! We said to the angels, "Bow down to Adam": They bowed down except Iblis. He was one of the Jinns, and he broke the Command of his Lord. Will ye then take him and his progeny as protectors rather than Me? And they are enemies to you! Evil would be the exchange for the wrong-doers! و [یاد کن] هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید. پس همه سجده کردند، جز ابلیس که از گروه جن بود، پس او از دایره فرمان پروردگارش بیرون رفت. [با این حال] آیا او و نسلش را به جای من سرپرست و یاور خود می‌گیرید، در حالی که آنها دشمن شمایند؟! [ابلیس ونسلش] برای ستمکاران، بد جایگزینی [به جای خدا] هستند.///و [یاد کن] هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید. پس همه سجده کردند، جز ابلیس که از گروه جن بود، پس او از دایره فرمان پروردگارش بیرون رفت. [با این حال] آیا او و نسلش را به جای من سرپرست و یاور خود می‌گیرید، در حالی که آنها دشمن شمایند؟! [ابلیس ونسلش] برای ستمکاران، بد جایگزینی [به جای خدا] هستند.///و آنگاه که به فرشتگان گفتیم که آدم را سجده کنید، همه جز ابلیس که از جن بود و از فرمان پروردگارش سر بتافت سجده کردند. آیا شیطان و فرزندانش را به جاى من به دوستى مى‌گیرید، حال آنکه دشمن شمایند؟ ظالمان بد چیزى را به جاى خدا برگزیدند.///و آن‌گاه که به فرشتگان گفتیم: براى آدم سجده کنید. پس همه سجده کردند، جز ابلیس که از جنیان بود و از فرمان پروردگارش سر بتافت. آیا با این حال او و ذریه‌اش را به جاى من اولیاى خود مى‌گیرید و حال آن که آنها دشمن شمایند؟ ستمکاران [شیطان را] بد جانشینى [ب///و [یاد کن‌] هنگامى را که به فرشتگان گفتیم: «آدم را سجده کنید،» پس [همه‌] -جز ابلیس- سجده کردند، که از [گروه‌] جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید. آیا [با این حال،] او و نسلش را به جاى من دوستان خود مى‌گیرید، و حال آنکه آنها دشمن شمایند؟ و چه بد جانشینانى براى ستمگرانند.///و [یاد کن] هنگامى که به فرشتگان گفتیم: «براى آدم سجده کنید.» پس همه جز ابلیس سجده کردند! او از جن بود و از فرمان پروردگارش سر برتافت. آیا [با این حال] او و نسل او را به جاى من سرپرستان خود مى‌گیرید؟ در حالى که آنان دشمن شمایند! ستمگران بد چیزى را به جاى خدا برگزیدند!///و (یاد آر) وقتی که به فرشتگان فرمان دادیم که بر آدم همه سجده کنید، و آنها تمام سر به سجده فرود آوردند جز شیطان که از جنس جن (دیو) بود بدین جهت از طاعت خدای خود سرپیچید، پس آیا (شما فرزندان آدم) مرا فراموش کرده و شیطان و فرزندانش را دوست خود می‌گیرید در صورتی که آنها شما را سخت دشمنند؟ ظالمان را (که به جای خدا شیطان را به طاعت برگزیدند) بسیار بد بدلی است.///و چنین بود که به فرشتگان گفتیم به آدم سجده برید، همه سجده بردند مگر ابلیس که از جنیان بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید، آیا شما او و زاد و رودش را به جای من به دوستی می‌گیرید، و حال آنکه ایشان دشمنان شما هستند، ستمکاران [مشرک‌] بد جانشینی [به جای خدا] دارند///به یاد آرید زمانی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» آنها همگی سجده کردند جز ابلیس -که از جن بود- و از فرمان پروردگارش بیرون شد آیا (با این حال،) او و فرزندانش را به جای من اولیای خود انتخاب می‌کنید، در حالی که آنها دشمن شما هستند؟! (فرمانبرداری از شیطان و فرزندانش به جای اطاعت خدا،) چه جایگزینی بدی است برای ستمکاران!///و هنگامی که گفتیم به فرشتگان سجده کنید برای آدم پس سجده کردند جز ابلیس بود از جن پس سرپیچید از فرمان پروردگار خویش آیا گیریدش او و نژادش را دوستانی جز از من حالی که ایشانند برای شما دشمن چه زشت است ستمگران را بدلی‌///و چون به فرشتگان گفتیم: «برای (شکر درباره‌ی) آدم (برای‌خدا) سجده کنید.» پس (همه) سجده کردند، جز ابلیس (که) از (گروه) جنیان [: پنهان‌گران] بود. پس، از فرمان پروردگارش سرپیچید. آیا پس (از این) او و نسلش را به جای من اولیای خود بر می‌گیرید؟ حال آنکه آنان دشمنان شمایند. شیطان چه بد بدلی (از رحمان بی‌بدیل) برای ستمگران است. quran_en_fa I called them not to witness the creation of the heavens and the earth, nor (even) their own creation: nor is it for helpers such as Me to take as lead (men) astray! من ابلیس و نسلش را در آفرینش آسمان‌ها و [در پدید آوردن]، زمین و در آفرینش خودشان شاهد و گواه نگرفتم [تا یاریم دهند]؛ و من گمراه کنندگان را یار و مددکار خود نگرفته‌ام.///من ابلیس و نسلش را در آفرینش آسمان‌ها و [در پدید آوردن]، زمین و در آفرینش خودشان شاهد و گواه نگرفتم [تا یاریم دهند]؛ و من گمراه کنندگان را یار و مددکار خود نگرفته‌ام.///آنگاه که آسمانها و زمین و خودشان را مى‌آفریدم، از آنها یارى نخواستم. زیرا من گمراه‌کنندگان را به یارى نمى‌گیرم.///آنها را نه در آفرینش آسمان‌ها و زمین شاهد ساختم و نه در آفرینش خودشان، و من آن نیستم که گمراه کنندگان را دستیار خود گیرم/// [من‌] آنان را نه در آفرینش آسمانها و زمین به شهادت طلبیدم و نه در آفرینش خودشان. و من آن نیستم که گمراهگران را همکار خود بگیرم.///من ابلیس و فرزندانش را نه در آفرینش آسمان‌ها و زمین گواه گرفتم و نه در آفرینش خودشان و من گمراه‌گنندگان را دستیار خود نمى‌گیرم.///من در وقت آفرینش آسمانها و زمین و یا خلقت خود این مردم آنها را حاضر و گواه نساختم (و کمک از کسی نخواستم) و هرگز گمراه کنندگان را به مددکاری نگرفتم.///آنان را در هنگام آفرینش آسمانها و زمین و آفرینش خودشان گواه نگرفتم و من آن نیستم که گمراه‌کنندگان را به یاری بگیرم‌///من هرگز آنها [= ابلیس و فرزندانش‌] را به هنگام آفرینش آسمانها و زمین، و نه به هنگام آفرینش خودشان، حاضر نساختم! و من هیچ گاه گمراه‌کنندگان را دستیار خود قرار نمی‌دهم!///گواه نگرفتم ایشان را بر آفرینش آسمانها و زمین و نه آفرینش خودشان و نبودم هرگز گیرنده گمراهان بازوئی‌///من نه آفرینش آسمان‌ها و زمین را بدیشان نشان دادم و نه آفرینش خودهاشان را. و من (آن) نبوده‌ام که کمک گیرنده از گمراه‌کنندگان باشم. quran_en_fa One Day He will say, "Call on those whom ye thought to be My partners," and they will call on them, but they will not listen to them; and We shall make for them a place of common perdition. و [یاد کن] روزی را که [خدا به مشرکان] می‌گوید: کسانی [چون فرشتگان، جن و بت‌ها را] که می‌پنداشتید شریکان من [در قدرت و ربوبیت] هستند، صدا بزنید [تا شما را از عذاب نجات دهند] پس آنان را صدا می‌زنند، ولی پاسخشان را نمی‌دهند و میان آنان و معبودهایشان هلاکت گاهی قرار می‌دهیم [که هر نوع رابطه‌ای را بین آنان ناممکن خواهد ساخت.]///و [یاد کن] روزی را که [خدا به مشرکان] می‌گوید: کسانی [چون فرشتگان، جن و بت‌ها را] که می‌پنداشتید شریکان من [در قدرت و ربوبیت] هستند، صدا بزنید [تا شما را از عذاب نجات دهند] پس آنان را صدا می‌زنند، ولی پاسخشان را نمی‌دهند و میان آنان و معبودهایشان هلاکت گاهی قرار می‌دهیم [که هر نوع رابطه‌ای را بین آنان ناممکن خواهد ساخت.]///و روزى که مى‌گوید: آنهایى را که مى‌پنداشتید شریکان منند ندا دهید. ندا دهند و شریکان پاسخ ندهند. آنگاه هلاکتگاه را میانشان قرار دهیم.///و روزى که خدا فرماید: آنهایى را که مى‌پنداشتید شریکان منند [به یارى خود] ندا دهید. پس آنها را ندا دهند ولى اجابتشان نکنند، و ما میان آنها کانون مهلکه‌اى قرار داده‌ایم [که از هم جدا افتند]///و [یاد کن‌] روزى را که [خدا] مى‌گوید: «آنهایى را که شریکان من پنداشتید، ندا دهید»، پس آنها را بخوانند و [لى‌] اجابتشان نکنند، و ما میان آنان ورطه‌اى قرار دهیم.///و روزى که [خداوند به مشرکان] مى‌فرماید: «آنان را که شریک من مى‌پنداشتید، فرابخوانید [تا کمکتان کنند].» پس آنها را مى‌خوانند؛ ولى پاسخى به آنان نمى‌دهند و ما میانشان ورطه هلاکت قرار مى‌دهیم.///و (یاد آر) روزی که خدا به کافران گوید: اکنون آنان را که شریک من گمان داشتید بخوانید (تا به فریاد شما رسند)، آنها بخوانند و هیچ یک اجابت نکنند، و میان همه آنها (یعنی مشرکان و معبودانشان) جایگاهی سخت مهلک مقرر سازیم.///و روزی که فرماید شرکایی را که برای من می‌انگاشتید فراخوانید، آنگاه ایشان را بخوانند و پاسخی به ایشان ندهند، و در میان آنان مهلکه‌ای فاصله اندازیم‌///به خاطر بیاورید روزی را که (خداوند) می‌گوید: «همتایانی را که برای من می‌پنداشتید، بخوانید (تا به کمک شما بشتابند!)» ولی هر چه آنها را می‌خوانند، جوابشان نمی‌دهند؛ و در میان این دو گروه، کانون هلاکتی قرارداده‌ایم!///و روزی که گوید بخوانید شریکانم را آنان که می‌پنداشتید پس خواندندشان پس پاسخشان نگفتند و نهادیم میانشان پرتگاهی را///و روزی را که (خدا) می‌گوید: «آنهایی راکه شریکان من پنداشتید، بخوانید». پس آنان را خواندند، و (لی) اجابتشان نکردند، و ما میانشان جایگاه تباهی قرار دادیم. quran_en_fa And the Sinful shall see the fire and apprehend that they have to fall therein: no means will they find to turn away therefrom. مجرمان، آتش را می‌بینند ویقین می‌کنند که در آن خواهند افتاد و راه بازگشتی از آن نمی‌یابند.///مجرمان، آتش را می‌بینند ویقین می‌کنند که در آن خواهند افتاد و راه بازگشتی از آن نمی‌یابند.///چون مجرمان آتش را ببینند بدانند که در آن خواهند افتاد و راه رهایى از آن نیست.///و گناهکاران آتش دوزخ را مى‌بینند و در مى‌یابند که در آن افتادنى هستند، و از آن راه گریزى نمى‌یابند///و گناهکاران آتش [دوزخ‌] را مى‌بینند و درمى‌یابند که در آن خواهند افتاد، و از آن راه گریزى نیابند.///و گناهکاران آتش دوزخ را مى‌بینند، پس درمى‌یابند که در آن خواهند افتاد و راه فرارى از آن نمى‌یابند.///و آن‌گاه مردم بدکار آتش دوزخ را به چشم مشاهده کنند و بدانند که در آن خواهند افتاد و از آن ابدا مفری ندارند.///و گناهکاران آتش دوزخ را ببینند و بدانند که در آن خواهند افتاد و از آن گریزی نیابند///و گنهکاران، آتش (دوزخ) را می‌بینند؛ و یقین می‌کنند که با آن درمی‌آمیزند، و هیچ گونه راه گریزی از آن نخواهند یافت.///و دیدند گنهکاران آتش را پس پنداشتند که افتادگانند در آن و نیافتند از آن کنارگاهی را///و مجرمان آتش (دوزخ) را دیدند. پس گمان بردند که برخوردکنندگان آنند، و از آن گریزگاهی نیافتند. quran_en_fa We have explained in detail in this Qur'an, for the benefit of mankind, every kind of similitude: but man is, in most things, contentious. بی تردید در این قرآن از هر گونه مثلی برای مردم بیان کردیم [ولی مردم به انکار آنها برخاستند]؛ و انسان از هر چیزی [با اصرار بر یک اعتقاد بی پایه] برخوردش [خصمانه‌تر و] ستیزه جو‌تر است.///بی تردید در این قرآن از هر گونه مثلی برای مردم بیان کردیم [ولی مردم به انکار آنها برخاستند]؛ و انسان از هر چیزی [با اصرار بر یک اعتقاد بی پایه] برخوردش [خصمانه‌تر و] ستیزه جو‌تر است.///در این قرآن براى مردم هر گونه داستانى بیان کرده‌ایم، ولى آدمى بیش از همه به جدل برمى‌خیزد.///و به راستى در این قرآن براى مردم از هر گونه مثلى آوردیم، ولى انسان بیش از هر چیزى، جدال کننده است///و به راستى در این قرآن، براى مردم از هر گونه مثلى آوردیم، و [لى‌] انسان بیش از هر چیز سر جدال دارد.///و البته ما در این قرآن، از هر مثلى براى مردم، گوناگون بیان کردیم، [ولى مردم به انکار آنها برخاستند.] و آدمى بیش از هر چیزى جدال کننده است.///و ما در این قرآن هرگونه مثال و بیان برای (هدایت) خلق آوردیم و لیکن آدمی بیشتر از هر چیز (با سخن حق) به جدال و خصومت برخیزد.///و در این قرآن برای مردم هر گونه مثلی را گونه‌گون بیان داشته‌ایم و انسان از هر موجودی جدل‌پیشه‌تر است‌///و در این قرآن، از هر گونه مثلی برای مردم بیان کرده‌ایم؛ ولی انسان بیش از هر چیز، به مجادله می‌پردازد!///و همانا گردانیدیم در این قرآن برای مردم از هر مثلی و انسان بیشتر از هر چیز است ستیزه‌گری را///و به‌راستی در این قرآن، برای مردمان بی‌گمان از هر (گونه) مثلی آوردیم، و (اما) انسان بیش از هر چیز (سر) جدال داشته است. quran_en_fa And what is there to keep back men from believing, now that Guidance has come to them, nor from praying for forgiveness from their Lord, but that (they ask that) the ways of the ancients be repeated with them, or the Wrath be brought to them face to face? و هنگامی که هدایت به سوی مردم آمد، چیزی مانع ایمان آوردن آنان و درخواست آمرزش از پروردگارشان نشد، مگر [کبر و دشمنی آنان با حق که در چنان فضایی آکنده از کبر و دشمنی گویی انتظار می‌بردند] که روش‌های [جاری ما در عذاب] پیشینیان [متکبر کفر پیشه] به سراغشان آید، یا عذاب رویاروی به آنان رسد [تا آن زمان ایمان بیاورند و درخواست آمرزش کنند.]///و هنگامی که هدایت به سوی مردم آمد، چیزی مانع ایمان آوردن آنان و درخواست آمرزش از پروردگارشان نشد، مگر [کبر و دشمنی آنان با حق که در چنان فضایی آکنده از کبر و دشمنی گویی انتظار می‌بردند] که روش‌های [جاری ما در عذاب] پیشینیان [متکبر کفر پیشه] به سراغشان آید، یا عذاب رویاروی به آنان رسد [تا آن زمان ایمان بیاورند و درخواست آمرزش کنند.]///مردمان را چون به راه هدایت فرا خواندند، هیچ چیز از ایمان آوردن و آمرزش خواستن، بازنداشت مگر آنکه مى‌بایست به شیوه پیشینیان گرفتار عذاب شوند یا آنکه عذاب رویاروى و آشکارا بر آنان فرود آید.///و چیزى مانع مردم نشد از این که وقتى هدایت به سویشان آمد ایمان بیاورند و از پروردگارشان آمرزش بخواهند جز این که همان بلاها بر سرشان بیاید که بر پیشینیان آمد یا عذاب رویارویشان درآید [تا به خود آیند]///و چیزى مانع مردم نشد از اینکه وقتى هدایت به سویشان آمد ایمان بیاورند، و از پروردگارشان آمرزش بخواهند، جز اینکه [مستحق شوند] تا سنت [خدا در مورد عذاب‌] پیشینیان، در باره آنان [نیز] به کار رود، یا عذاب رویارویشان بیاید.///و هنگامى که هدایت به سوى مردم آمد، چه چیزى آنان را از ایمان­آوردن و آمرزش‌خواهى از پروردگارشان بازداشت؟ جز آنکه سنت خداوند درباره‌ى پیشینیان براى آنان [نیز] بیاید، یا آنکه عذاب، رویاروى آنان قرار گیرد! [تا ایمان بیاورند و درخواست آمرزش کنند.]///و چون هدایت (الهی قرآن) به خلق رسید چیزی مردم را منع نکرد که آن هدایت را بپذیرند و به درگاه پروردگار خود توبه و استغفار کنند به جز آنکه (خواستند مستحق شوند تا) سنت (عقوبت و هلاک) پیشینیان به اینان هم برسد و یا با مجازات و عذاب خدا روبرو شوند.///و مردمان را به هنگامی که هدایت به سویشان آمد، چیزی از ایمان آوردن و آمرزش خواهی از پروردگارشان باز نداشت، مگر آنکه سنت پیشینیان برای آنان نیز پیش آمد، یا عذاب رویا رویشان آمد///و چیزی مردم را بازنداشت از اینکه -وقتی هدایت به سراغشان آمد- ایمان بیاورند و از پروردگارشان طلب آمرزش کنند، جز اینکه (خیره‌سری کردند؛ گویی می‌خواستند) سرنوشت پیشینیان برای آنان بیاید، یا عذاب (الهی) در برابرشان قرار گیرد!///و بازنداشت مردم را از آنکه ایمان آرند گاهی که بیامدشان هدایت و از آنکه آمرزش خواهند از پروردگار خویش جز آنکه بیایدشان شیوه پیشینیان یا بیایدشان عذاب روی بروی‌///و چیزی مانع مردم نشد از اینکه - چون هدایت سوی‌شان آمد - ایمان بیاورند، و از پروردگارشان پوشش بخواهند، بجز اینکه سنت (خدا در مورد عذاب) پیشینیان، درباره‌ی آنان (نیز) به کار رود، یا عذاب رویارویشان بیاید. quran_en_fa We only send the messengers to give Glad Tidings and to give warnings: But the unbelievers dispute with vain argument, in order therewith to weaken the truth, and they treat My Signs as a jest, as also the fact that they are warned! و ما پیامبران را جز مژده رسان و بیم دهنده نمی‌فرستیم، و آنان که کافرند به وسیله سخن باطل، ستیزه جویی و نزاع می‌کنند تا به وسیله آن حق را تباه کنند! و آیات من و عذاب هایی که به آن بیمشان داده‌اند، به مسخره گرفتند.///و ما پیامبران را جز مژده رسان و بیم دهنده نمی‌فرستیم، و آنان که کافرند به وسیله سخن باطل، ستیزه جویی و نزاع می‌کنند تا به وسیله آن حق را تباه کنند! و آیات من و عذاب هایی که به آن بیمشان داده‌اند، به مسخره گرفتند.///و ما پیامبران را نفرستادیم جز آنکه به مردم مژده دهند یا بیم. و کافرانى که مى‌خواهند به نیروى باطل، حق را از میان ببرند جدال مى‌کنند و آیات و هشدارهاى مرا به ریشخند مى‌گیرند.///و ما پیامبران را جز مژده دهندگان و بیم‌رسانان نمى‌فرستیم. و کسانى که کافر شدند به باطل مجادله مى‌کنند تا به وسیله آن حق را پایمال کنند. [آنها] آیات من و آنچه را بدان بیم داده شده‌اند به ریشخند گرفتند///و پیامبران [خود] را جز بشارت‌دهنده و بیم‌رسان گسیل نمى‌داریم، و کسانى که کافر شده‌اند، به باطل مجادله مى‌کنند تا به وسیله آن، حق را پایمال گردانند، و نشانه‌هاى من و آنچه را [بدان‌] بیم داده شده‌اند به ریشخند گرفتند.///و ما پیامبران را جز بشارت‌دهندگان و بیم‌دهندگان نمى‌فرستیم، ولى کافران به باطل مجادله و ستیز مى‌کنند تا به وسیله‌ى آن حق را درهم کوبند و آنان نشانه‌ها و آیات مرا و آنچه را که به آن بیم داده شدند، به مسخره گرفتند.///و ما رسولان را جز برای بشارت (نیکان) و ترسانیدن (بدان) نمی‌فرستیم و کافران با سخنان بیهوده باطل می‌خواهند جدل کرده و حق را پایمال کنند، و آیات مرا و آنچه برای تنبیه و انذارشان آمد به استهزاء گرفتند.///و ما پیامبران را جز مژده آور و هشداردهنده نمی‌فرستیم و کافران از باطل دفاع می‌کنند که حق را با آن ابطال کنند، و آیات من و هشدار خویش را به ریشخند گرفتند///ما پیامبران را، جز بعنوان بشارت دهنده و انذار کننده، نمی‌فرستیم؛ اما کافران همواره مجادله به باطل می‌کنند، تا (به گمان خود،) حق را بوسیله آن از میان بردارند! و آیات ما، و مجازاتهایی را که به آنان وعده داده شده است، به باد مسخره گرفتند!///و نفرستیم پیمبران را مگر بشارت‌دهندگان و ترسانندگان و می‌ستیزند کافران با باطل تا تباه کنند بدان حق را و برگرفتند آیتهای مرا و آنچه بیم داده شدند مسخره‌///و (ما) پیامبران (خود) را جز بشارت‌دهندگان و بیم‌دهندگان گسیل نمی‌داریم. و کسانی که کافر شدند، به باطل مجادله می‌کنند، تا به (وسیله‌ی) آن، حق را پایمال نمایند. و نشانه‌های مرا و آنچه را (بدان) بیم داده شده‌اند به ریشخند گرفتند. quran_en_fa And who doth more wrong than one who is reminded of the Signs of his Lord, but turns away from them, forgetting the (deeds) which his hands have sent forth? Verily We have set veils over their hearts lest they should understand this, and over their ears, deafness, if thou callest them to guidance, even then will they never accept guidance. و کیست ستمکارتر از کسی که به وسیله آیات پروردگارش پند داده شود، ولی از آنها روی برگرداند و دست آورد پیشین خود را [که کفر، جدال و ستیز با حق است] فراموش کند؟ به راستی ما بر دل‌های آنان پوشش هایی قرار داده‌ایم تا قرآن را نفهمند، و در گوش هایشان سنگینی نهادیم [تا آن را نشنوند]؛ و اگر آنان را به راه هدایت فراخوانی، هرگز و هیچ گاه هدایت نیابند.///و کیست ستمکارتر از کسی که به وسیله آیات پروردگارش پند داده شود، ولی از آنها روی برگرداند و دست آورد پیشین خود را [که کفر، جدال و ستیز با حق است] فراموش کند؟ به راستی ما بر دل‌های آنان پوشش هایی قرار داده‌ایم تا قرآن را نفهمند، و در گوش هایشان سنگینی نهادیم [تا آن را نشنوند]؛ و اگر آنان را به راه هدایت فراخوانی، هرگز و هیچ گاه هدایت نیابند.///کیست ستمکارتر از آن که آیات پروردگارش را برایش بخوانند و او اعراض کند و کارهایى را که از پیش مرتکب شده فراموش کند؟ بر دل ایشان پرده افکندیم تا آیات را درنیابند و گوشهایشان را کر ساختیم که اگر به راه هدایتشان فراخوانى، هرگز راه نیابند.///کیست ظالم‌تر از کسى که آیات پروردگارش به وى تذکر داده شود و او اعراض کند و آنچه را که پیش فرستاده از یاد ببرد؟ ما بر دل‌هاى آنان پوشش‌هایى [از قساوت‌] قرار دادیم که آن (قرآن) را نفهمند و در گوش‌هایشان سنگینى نهادیم. و اگر به سوى هدایت دعوتشان کنى، د///و کیست ستمکارتر از آن کس که به آیات پروردگارش پند داده شده، و از آن روى برتافته، و دستاورد پیشینه خود را فراموش کرده است؟ ما بر دلهاى آنان پوششهایى قرار دادیم تا آن را درنیابند و در گوشهایشان سنگینى [نهادیم‌]. و اگر آنها را به سوى هدایت فراخوانى باز هرگز به راه نخواهند آمد.///و کیست ستمکارتر از کسی که آیات پروردگارش را به او یادآور شوند، ولی او از آنها روی گرداند و [گناهان و] دستاورد پیشینه‌ى خویش را فراموش کند؟! البته ما بر دل‌هایشان پرده‌هایى نهادیم تا آیات قرآن را نفهمند و در گوش‌هایشان سنگینى قرار دادیم که اگر به سوى هدایتشان فراخوانى، هرگز به راه نخواهند آمد.///و کیست ستمکارتر از آن کسی که متذکر آیات خدایش ساختند و بدانها پندش دادند و باز از آنها اعراض کرد و از اعمال زشتی که کرده بود به کلی فراموش کرد و ما (پس از اتمام حجت) بر دلهایشان پرده‌ها (ی جهل و قساوت) انداختیم تا دیگر آیات ما را فهم نکنند، و گوش آنها را (از شنیدن سخن حق) سنگین ساختیم و اگر به هدایتشان بخوانی دیگر ابدا هدایت نخواهند یافت.///و کیست ستمکارتر از کسی که به آیات پروردگارش پند داده شود و از آن روی بگرداند و کار و کردار پیشین خود را فراموش کند، ما بر دلهایشان پرده‌هایی کشیده‌ایم که آن [پیام‌] را در نیابند و در گوشهای آنان سنگینی‌ای [نهاده‌ایم‌] و اگر ایشان را به سوی هدایت فراخوانی، هرگز و به هیچ وجه راه نیابند///چه کسی ستمکارتر است از آن کس که آیات پروردگارش به او تذکر داده شده، و از آن روی گرداند، و آنچه را با دستهای خود پیش فرستاد فراموش کرد؟! ما بر دلهای اینها پرده‌هایی افکنده‌ایم تا نفهمند؛ و در گوشهایشان سنگینی قرار داده‌ایم (تا صدای حق را نشنوند)! و از این رو اگر آنها را به سوی هدایت بخوانی، هرگز هدایت نمی‌شوند!///و کیست ستمگرتر از آنکه یادآوری شد به آیتهای خدا پس روی گردانید از آنها و فراموش کرد آنچه را پیش فرستاد دستهایش همانا نهادیم بر دلهای ایشان پوششهائی از آنکه دریابندش و در گوشهای ایشان سنگینی را و اگر خوانیشان بسوی هدایت هرگز هدایت نشوند هیچگاه‌///و کیست ستمکارتر از آن کس که به آیات پروردگارش تذکر داده شده، پس از آن روی برتافته و دستاورد پیشینه‌ی خود را که از پیش فرستاده فراموش کند؟ ما بر دلهایشان پوشش‌هایی سخت قرار دادیم، تا آن را در نیابند و در گوش‌هایشان سنگینی (نهادیم). و اگر آنها را سوی هدایت فراخوانی هرگز راه نیابند. quran_en_fa But your Lord is Most forgiving, full of Mercy. If He were to call them (at once) to account for what they have earned, then surely He would have hastened their punishment: but they have their appointed time, beyond which they will find no refuge. و پروردگارت بسیار آمرزنده [و] صاحب رحمت است. اگر می‌خواست آنان را به کیفر گناهانی که مرتکب شده‌اند، مؤاخذه کند، قطعا در عذابشان شتاب می‌نمود [اما چنین نمی‌کند]، بلکه آنان را وعده گاهی است که هرگز در برابر آن کمترین پناهگاهی نخواهند یافت.///و پروردگارت بسیار آمرزنده [و] صاحب رحمت است. اگر می‌خواست آنان را به کیفر گناهانی که مرتکب شده‌اند، مؤاخذه کند، قطعا در عذابشان شتاب می‌نمود [اما چنین نمی‌کند]، بلکه آنان را وعده گاهی است که هرگز در برابر آن کمترین پناهگاهی نخواهند یافت.///پروردگارت آمرزنده و مهربان است. اگر مى‌خواست به سبب کردارشان در این جهان بازخواستشان کند، بى‌درنگ به عذابشان مى‌سپرد. اما عذاب را زمانى معین است که چون فرازآید، پناهگاهى نیابند.///و پروردگار تو آمرزنده و صاحب رحمت است. اگر مردم را به عملشان مى‌گرفت، حتما عذاب را زودتر به آنها مى‌رسانید، ولى براى آنها موعدى است که هرگز از آن گریزى نمى‌یابند///و پروردگار تو آمرزنده [و] صاحب رحمت است. اگر به [جرم‌] آنچه مرتکب شده‌اند، آنها را مؤاخذه مى‌کرد، قطعا در عذاب آنان تعجیل مى‌نمود [ولى چنین نمى کند] بلکه براى آنها سر رسیدى است که هرگز از برابر آن راه گریزى نمى‌یابند.///و پروردگارت آمرزنده‌ى صاحب رحمت است. اگر [بخواهد] مردم را به خاطر آنچه کسب کرده‌اند، مجازات کند، هرچه زودتر عذاب بر آنان مى‌فرستد، [ولى چنین نمى‌کند؛] بلکه براى آنان موعدى قرار داده که [با فرارسیدنش] جز خداوند هرگز پناهگاهى نمى‌یابند.///و خدای تو بسیار آمرزنده و بی‌نهایت دارای کرم و رحمت است، اگر خواهد تا خلق را به کردارشان مؤاخذه کند همانا در عذابشان تعجیل و تسریع کند و لیکن برای (عذاب) آنان وقت معین (در عالم قیامت) مقرر است که از آن هرگز پناه و گریزگاهی نخواهند یافت.///و پروردگار تو آمرزگار صاحب رحمت است، اگر آنان را به خاطر آنچه کرده‌اند، فرو می‌گرفت، عذابشان را پیش می‌انداخت، ولی برای آنان میعادی مقرر است که در برابر آن پناهگاهی نمی‌یابند///و پروردگارت، آمرزنده و صاحب رحمت است؛ اگر می‌خواست آنان را به خاطر اعمالشان مجازات کند، عذاب را هر چه زودتر برای آنها می‌فرستاد؛ ولی برای آنان موعدی است که هرگز از آن راه فراری نخواهند داشت!///و پروردگار تو است آمرزنده صاحب رحمت اگر گرفتارشان کند بدانچه فراهم کردند هر آینه بشتابد برای ایشان در عذاب بلکه ایشان را است وعده‌گاهی که هرگز نیابند جز آن پناهگاهی را///و پروردگارت بسی پوشاننده‌ی کانون رحمت است. اگر به (جرم) دستاوردهاشان، آنان را مؤاخذه کند، بی‌گمان در عذابشان تعجیل می‌نماید. (ولی چنین نمی‌کند) بلکه برای آنها سررسیدی است که هرگز پس از آن راه گریزی نمی‌یابند. quran_en_fa Such were the populations we destroyed when they committed iniquities; but we fixed an appointed time for their destruction. و آن شهرها [یی که داستانشان را بر تو خواندیم] هنگامی که اهل آنها [با کفر و تکذیب آیات خدا] به خود ستم ورزیدند، هلاکشان کردیم، و برای هلاکتشان وقتی معلوم مقرر نمودیم.///و آن شهرها [یی که داستانشان را بر تو خواندیم] هنگامی که اهل آنها [با کفر و تکذیب آیات خدا] به خود ستم ورزیدند، هلاکشان کردیم، و برای هلاکتشان وقتی معلوم مقرر نمودیم.///و آن قریه‌ها را چون کافر شدند به هلاکت رسانیدیم و براى هلاکتشان وعده‌اى نهادیم.///و مردم آن شهرها را چون بیدادگرى کردند هلاک کردیم و براى هلاکتشان موعدى نهادیم///و [مردم‌] آن شهرها چون بیدادگرى کردند، هلاکشان کردیم، و براى هلاکتشان موعدى مقرر داشتیم.///و آن آبادى‌ها را هنگامى که ستم کردند، هلاکشان کردیم و براى نابود کردنشان زمانى را قرار دادیم.///و این است شهر و دیارهایی که اهل آن را چون ظلم و ستم کردند هلاک ساختیم و بر وقت هلاکشان موعدی معلوم مقرر گردانیدیم.///و این شهرهایی است که چون [اهلش‌] ستم ورزیدند، نابودشان کردیم، و برای نابودیشان میعادی مقرر داشتیم‌///این شهرها و آبادیهایی است که ما آنها را هنگامی که ستم کردند هلاک نمودیم؛ و برای هلاکتشان موعدی قرار دادیم! (آنها ویرانه‌هایش را با چشم می‌بینند، و عبرت نمی‌گیرند!)///و اینک شهرها نابود کردیم آنها را گاهی که ستم کردند و نهادیم برای نابودیشان وعده‌گاهی را///و چون آن گروه‌ها بیدادگری کردند، هلاکشان کردیم، و برای هلاکتشان موعدی مقرر داشتیم. quran_en_fa Behold, Moses said to his attendant, "I will not give up until I reach the junction of the two seas or (until) I spend years and years in travel." و [یاد کن] هنگامی را که موسی به جوان [خدمت گزار] خود گفت: همواره می‌روم تا به محل برخورد آن دو دریا برسم [چه اینکه زود برسم] یا روزگاری طولانی به سفرم ادامه دهم، [در هر حال می‌روم تا برای تحصیل دانش بیشتر، عبد صالح حق را بیابم.]///و [یاد کن] هنگامی را که موسی به جوان [خدمت گزار] خود گفت: همواره می‌روم تا به محل برخورد آن دو دریا برسم [چه اینکه زود برسم] یا روزگاری طولانی به سفرم ادامه دهم، [در هر حال می‌روم تا برای تحصیل دانش بیشتر، عبد صالح حق را بیابم.]///و موسى به شاگرد خود گفت: من همچنان خواهم رفت تا آنجا که دو دریا به هم رسیده‌اند. یا مى‌رسم، یا عمرم به سر مى‌آید.///و هنگامى که موسى به جوان [همراه‌] خود گفت: همچنان خواهم رفت تا به محل تلاقى دو دریا برسم، هر چند مدتى طولانى به راه خود ادامه دهم///و [یاد کن‌] هنگامى را که موسى به جوان [همراه‌] خود گفت: «دست بردار نیستم تا به محل برخورد دو دریا برسم، هر چند سالها [ى سال‌] سیر کنم.»///و [به یادآور] زمانى که موسى به جوان [همراهش] گفت: «من دست از جستجو برنمى‌دارم تا به محل برخورد دو دریا برسم، حتى اگر سال‌ها [به راه خود] ادامه دهم.»///و (به یاد آر) وقتی که موسی به شاگردش (یوشع که وصی و خلیفه او بود) گفت: من دست از طلب برندارم تا به مجمع البحرین (به محل برخورد دو دریا) برسم یا سالها عمر در طلب بگذرانم.///و چنین بود که موسی به شاگردش گفت دست از سیر و طلب برندارم تا به مجمع‌البحرین برسم، یا آنکه روزگارانی دراز راه بپیمایم‌///به خاطر بیاور هنگامی را که موسی به دوست خود گفت: دست از جستجو برنمی‌دارم تا به محل تلاقی دو دریا برسم؛ هر چند مدت طولانی به راه خود ادامه دهم!///و هنگامی که گفت موسی به جوان خویش نروم (دست برندارم) تا نرسم ملتقای (رسیدنگاه) دو دریا را یا راه سپرم هفتاد سال‌///و چون موسی به جوان [: دستیار] خود گفت: «از این جا دست‌بردار نیستم تا به محل برخورد دو دریا برسم یا زمان‌هایی سیر کنم.» quran_en_fa But when they reached the Junction, they forgot (about) their Fish, which took its course through the sea (straight) as in a tunnel. پس هنگامی که به محل برخورد دو دریا رسیدند، ماهی خود را [که برای خوردن فراهم کرده بودند] از یاد بردند، [آن] ماهی راه خود را [به طور سرازیر] در دریا پیش گرفت.///پس هنگامی که به محل برخورد دو دریا رسیدند، ماهی خود را [که برای خوردن فراهم کرده بودند] از یاد بردند، [آن] ماهی راه خود را [به طور سرازیر] در دریا پیش گرفت.///چون آن دو به آنجا که دو دریا به هم رسیده بودند رسیدند، ماهیشان را فراموش کردند و ماهى راه دریا گرفت و در آب شد.///پس چون به محل تلاقى آن دو دریا رسیدند، ماهى خود را [که براى تغذیه بود] فراموش کردند، پس [ماهى‌] راه خود را در دریا پیش گرفت///پس چون به محل برخورد دو [دریا] رسیدند، ماهى خودشان را فراموش کردند، و ماهى در دریا راه خود را در پیش گرفت [و رفت‌].///پس چون به محل تلاقى آن دو [دریا] رسیدند، ماهى خود را [که براى غذا همراه داشتند،] فراموش کردند. ماهى هم راه خود را در دریا برگرفت و رفت.///و چون موسی و شاگردش بدان مجمع البحرین رسیدند ماهی غذای خود را فراموش کردند و آن ماهی راه به دریا برگرفت و رفت.///و چون به مجمع بین آن دو [دریا] رسیدند ماهیشان را فراموش کردند که راهش را به میان دریا در پیش گرفته بود و روانه شده بود///(ولی) هنگامی که به محل تلاقی آن دو دریا رسیدند، ماهی خود را (که برای تغذیه همراه داشتند) فراموش کردند؛ و ماهی راه خود را در دریا پیش گرفت (و روان شد).///پس هنگامی که رسیدند مجمع (رسیدنگاه) آن دو را فراموش کردند ماهی خویش را تا برگرفت راه خویش را در دریا شکافنده‌///پس چون به محل برخورد دو (دریا) رسیدند، ماهیشان را فراموش کردند. پس ماهی راه راهوارش را به سراشیبی دریا پیش گرفت. quran_en_fa When they had passed on (some distance), Moses said to his attendant: "Bring us our early meal; truly we have suffered much fatigue at this (stage of) our journey." وقتی [از آنجا] گذشتند، موسی به خدمت گزارش گفت: غذای صبح گاهی ما را بیاور که از این سفرمان سختی و خستگی بسیار دیدیم.///وقتی [از آنجا] گذشتند، موسی به خدمت گزارش گفت: غذای صبح گاهی ما را بیاور که از این سفرمان سختی و خستگی بسیار دیدیم.///چون از آنجا گذشتند، به شاگرد خود گفت: چاشتمان را بیاور که در این سفرمان رنج فراوان دیده‌ایم.///و چون از آن جا گذشتند، موسى به جوان همراه خود گفت: غذایمان را بیاور که راستى ما از این سفر خستگى بسیار دیدیم///و هنگامى که [از آنجا] گذشتند [موسى‌] به جوان خود گفت: «غذایمان را بیاور که راستى ما از این سفر رنج بسیار دیدیم.»///چون از آن محل گذشتند موسى به جوان [همراه] خود گفت: «صبحانه ما را بیاور! به راستى که از این سفر رنج و خستگی بسیار دیده‌ایم!»///پس چون که از آن مکان بگذشتند موسی به شاگردش گفت: چاشت ما را بیاور که ما در این سفر رنج بسیار دیدیم.///و چون چندی از آنجا گذشتند [موسی‌] به شاگردش گفت غذایمان را بیاور که از این سفرمان خستگی و ماندگی دیده‌ایم‌///هنگامی که از آن جا گذشتند، (موسی) به یار همسفرش گفت: «غذای ما را بیاور، که سخت از این سفر خسته شده‌ایم!»///پس هنگامی که گذشتند گفت به جوان خود بیاور برای ما چاشت ما را همانا رسیدیم از سفر خویش این رنجی را///و هنگامی که (از آنجا) گذشتند (موسی) به جوان [: دستیار] خود گفت: «غذایمان را بیاور، به‌راستی ما از این سفر به رنجی بسیار دچار شدیم.» quran_en_fa He replied: "Sawest thou (what happened) when we betook ourselves to the rock? I did indeed forget (about) the Fish: none but Satan made me forget to tell (you) about it: it took its course through the sea in a marvellous way!" خدمت گزارش گفت: آیا ندانستی چون کنار آن سنگ جای گرفتیم، من ماهی را از یاد بردم و آن با وضعی شگفت انگیز راه خود را در دریا گرفت و رفت، و جز شیطان از خاطرم نبرد که آن را به یاد داشته باشم.///خدمت گزارش گفت: آیا ندانستی چون کنار آن سنگ جای گرفتیم، من ماهی را از یاد بردم و آن با وضعی شگفت انگیز راه خود را در دریا گرفت و رفت، و جز شیطان از خاطرم نبرد که آن را به یاد داشته باشم.///گفت: آیا به یاد دارى آنگاه را که در کنار آن صخره مکان گرفته بودیم؟ من ماهى را فراموش کرده‌ام. و این شیطان بود که سبب شد فراموشش کنم و ماهى به شیوه‌اى شگفت‌انگیز به دریا رفت.///گفت: آیا به یاد دارى؟ وقتى کنار آن صخره جا گرفته بودیم، من [به آب افتادن‌] ماهى را فراموش کردم [که با تو بگویم‌] و جز شیطان فراموشم نساخت از این که یادآور آن شوم، و ماهى به طور عجیبى راه خود را در دریا پیش گرفت///گفت: «دیدى؟ وقتى به سوى آن صخره پناه جستیم، من ماهى را فراموش کردم، و جز شیطان، [کسى‌] آن را از یاد من نبرد، تا به یادش باشم، و به طور عجیبى راه خود را در دریا پیش گرفت.»///او گفت: «آیا به یاد دارى که ما، جایى [لب دریا ایستادیم و براى رفع خستگى‌] پشت به صخره‌ها دادیم؟ من فراموش کردم [ماجرای] ماهى را [براى تو بگویم] و کسى جز شیطان آن را از یاد من نبرد، تا آن را یادآورى کنم و در [کمال] شگفتى، ماهى راه خود را در دریا پیش گرفت [و رفت]!»///وی گفت: در نظر داری آنجا که بر سر سنگی منزل گرفتیم؟ من (آنجا) ماهی را فراموش کردم و آن را جز شیطان از یادم نبرد و شگفت آنکه ماهی بریان راه دریا گرفت و برفت.///گفت ملاحظه کن، وقتی که در کنار آن تخته‌سنگ آرام گرفتیم، من [داستان‌] ماهی را فراموش کردم و جز شیطان آن را از یاد من نبرد که [به شما] بگویم و [آن ماهی‌] با کمال شگفتی راهش را به میان دریا در پیش گرفت‌///گفت: «به خاطر داری هنگامی که ما (برای استراحت) به کنار آن صخره پناه بردیم، من (در آن جا) فراموش کردم جریان ماهی را بازگو کنم -و فقط شیطان بود که آن را از خاطر من برد- و ماهی بطرز شگفت‌آوری راه خود را در دریا پیش گرفت!»///گفت آیا دیدی گاهی که جای گرفتیم نزدیک آن سنگ همانا فراموش کردم ماهی را و فراموشم نکرد جز شیطان از آنکه به یاد آرمش و برگرفت راه خود را در دریا شگفت‌///گفت: «آیا دیدی‌؟ چون سوی آن صخره پناه جستیم، من بی‌گمان آن ماهی را فراموش کردم و جز شیطان (کسی) آن را از یادم نبرد، که به یادش باشم، و به گونه‌ای شگفت‌انگیز خود راه راهوارش در دریا را پیش گرفت.» quran_en_fa Moses said: "That was what we were seeking after:" So they went back on their footsteps, following (the path they had come). موسی گفت: این [جای فراموش کردن ماهی] همان است که ما در طلبش بودیم. پس با پی گرفتن جای پای خود [از راهی که آمده بودند] برگشتند.///موسی گفت: این [جای فراموش کردن ماهی] همان است که ما در طلبش بودیم. پس با پی گرفتن جای پای خود [از راهی که آمده بودند] برگشتند.///گفت: آنجا همان جایى است که در طلبش بوده‌ایم. و به نشان قدمهاى خود جست‌وجوکنان بازگشتند.///گفت: این همان [جایگاه خضر] است که به دنبالش بودیم، آن‌گاه پى‌جویانه رد پاى خود را گرفتند و برگشتند///گفت: «این همان بود که ما مى‌جستیم.» پس جستجوکنان رد پاى خود را گرفتند و برگشتند.///[موسى] گفت: «این همان [نشانه قرارگاهى] است که در پى آن بودیم.» پس از همان راه بازگشتند، در حالى که رد پاى خود را دنبال مى‌کردند.///موسی گفت: آنجا همان مقصدی است که ما در طلب آن بودیم، و از آن راهی که آمدند به آنجا برگشتند.///گفت این همانجاست که ما جستجویش می‌کردیم، لذا پی‌جویانه بازگشتند///(موسی) گفت: «آن همان بود که ما می‌خواستیم!» سپس از همان راه بازگشتند، در حالی که پی‌جویی می‌کردند.///گفت این است آنچه می‌خواستیم پس بازگشتند بر جای پایهای خویش پی‌جویان‌///گفت: «این (جریان) همان بود که ما آن را می‌جسته‌ایم. ‌» پس جستجوکنان برگشته‌ (و) دنبال رد پاهایشان را گرفتند. quran_en_fa So they found one of Our servants, on whom We had bestowed Mercy from Ourselves and whom We had taught knowledge from Our own Presence. پس بنده‌ای از بندگان ما را یافتند که او را از نزد خود رحمتی داده و از پیشگاه خود دانشی ویژه به او آموخته بودیم.///پس بنده‌ای از بندگان ما را یافتند که او را از نزد خود رحمتی داده و از پیشگاه خود دانشی ویژه به او آموخته بودیم.///در آنجا بنده‌اى از بندگان ما را که رحمت خویش بر او ارزانى داشته بودیم و خود بدو دانش آموخته بودیم، بیافتند.///تا این که [خضر] بنده‌اى از بندگان ما را یافتند که از جانب خود به او رحمتى عطا کرده و از نزد خود به او دانشى آموخته بودیم///تا بنده‌اى از بندگان ما را یافتند که از جانب خود به او رحمتى عطا کرده و از نزد خود بدو دانشى آموخته بودیم.///پس [در آنجا] بنده‌اى از بندگان ما را یافتندکه از جانب خود، رحمتى [عظیم] به او عطا کرده بودیم و از نزد خود علمى [فراوان] به او آموخته بودیم.///در آنجا بنده‌ای از بندگان خاص ما را یافتند که او را رحمت و لطف خاصی از نزد خود عطا کردیم و هم از نزد خود وی را علم (لدنی و اسرار غیب الهی) آموختیم.///آنگاه بنده‌ای از بندگان ما [خضر] را یافتند که به او رحمتی از سوی خویش ارزانی داشته و از پیشگاه خود به او علم [لدنی‌] آموخته بودیم‌///(در آن جا) بنده‌ای از بندگان ما را یافتند که رحمت (و موهبت عظیمی) از سوی خود به او داده، و علم فراوانی از نزد خود به او آموخته بودیم.///تا یافتند بنده‌ای از بندگان ما را که داده بودیمش رحمتی را از نزد خود و آموخته بودیمش از نزد خود دانش را///پس بنده‌ای از بندگان ما را یافتند که رحمتی (ویژه) از خود به او دادیم، و از نزد خود بدو دانشی (ویژه) آموختیم. quran_en_fa Moses said to him: "May I follow thee, on the footing that thou teach me something of the (Higher) Truth which thou hast been taught?" موسی به او گفت: آیا [اذن می‌دهی که] من تو را [به این هدف] پیروی کنم که از آنچه به تو آموخته‌اند، مایه رشدی به من بیاموزی؟///موسی به او گفت: آیا [اذن می‌دهی که] من تو را [به این هدف] پیروی کنم که از آنچه به تو آموخته‌اند، مایه رشدی به من بیاموزی؟///موسى گفتش: آیا با تو بیایم تا از آنچه به تو آموخته‌اند به من کمالى بیاموزى؟///موسى به او گفت: آیا از پى تو بیایم تا از حکمتى که تعلیم شده‌اى به من بیاموزى///موسى به او گفت: «آیا تو را -به شرط اینکه از بینشى که آموخته شده‌اى به من یاد دهى- پیروى کنم؟»///موسى به او گفت: «آیا [اجازه مى‌دهى] در پى تو بیایم، تا از آنچه براى رشد وکمال به تو آموخته‌اند، به من بیاموزى؟»///موسی به آن شخص دانا (و خضر زمان) گفت: آیا من تبعیت (و خدمت) تو کنم تا از علم لدنی خود مرا بیاموزی؟///موسی به او گفت آیا می‌توانم از شما پیروی کنم که از بینشی که آموخته‌ای به من نیز بیاموزی؟///موسی به او گفت: «آیا از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایه رشد و صلاح است، به من بیاموزی؟»///گفت بدو موسی آیا پیرویت کنم بر آنکه بیاموزیم از آنچه آموخته شدی رهبری را///موسی بدو گفت: «آیا تو را بر این مبنا که از دانشی (شایسته) که آموخته شده‌ای به من رشیدانه یاد دهی پیروی کنم؟» quran_en_fa (The other) said: "Verily thou wilt not be able to have patience with me!" گفت: [ای موسی!] تو هرگز نمی‌توانی بر همراهی من شکیبایی ورزی.///گفت: [ای موسی!] تو هرگز نمی‌توانی بر همراهی من شکیبایی ورزی.///گفت: تو را شکیب همراهى با من نیست.///گفت: تو هرگز نمى‌توانى همراه من شکیبایى کنى///گفت: «تو هرگز نمى‌توانى همپاى من صبر کنى.///[خضر] گفت: «تو هرگز نمى‌توانى بر همراهى من صبر کنى.///آن عالم پاسخ داد که تو هرگز نمی‌توانی که (تحمل اسرار کرده و) با من صبر پیشه کنی.///[خضر] گفت تو هرگز همپای من صبر نتوانی کرد///گفت: «تو هرگز نمی‌توانی با من شکیبایی کنی!///گفت همانا تو نتوانی با من صبرکردن‌///گفت: «تو هرگز نتوانی همپای من (در این راه) صبر کنی.» quran_en_fa "And how canst thou have patience about things about which thy understanding is not complete?" و چگونه می‌توانی بر چیزی که به آن احاطه [علمی] نداری شکیبایی ورزی؟///و چگونه می‌توانی بر چیزی که به آن احاطه [علمی] نداری شکیبایی ورزی؟///و چگونه در برابر چیزى که بدان آگاهى نیافته‌اى صبر خواهى کرد؟///و چگونه مى‌توانى امرى را که به اسرارش احاطه ندارى تحمل کنى///و چگونه مى‌توانى بر چیزى که به شناخت آن احاطه ندارى صبر کنى؟»///و چگونه بر چیزى که آگاهى کامل به [راز] آن ندارى، صبر مى‌کنى؟»///و چگونه صبر توانی کرد بر چیزی که از علم آن آگهی کامل نیافته‌ای؟///و چگونه درباره چیزی که به آن علم و احاطه نداری، صبر ورزی؟///و چگونه می‌توانی در برابر چیزی که از رموزش آگاه نیستی شکیبا باشی؟!///و چگونه صبر کنی بر آنچه فرانگرفتی بر آن آگاهی را///«و چگونه می‌توانی بر چیزی که به شناخت آن احاطه‌ای نداری صبر کنی‌؟» quran_en_fa Moses said: "Thou wilt find me, if Allah so will, (truly) patient: nor shall I disobey thee in aught." گفت: اگر خدا بخواهد، مرا شکیبا خواهی یافت، و هیچ فرمانی را از تو مخالفت نخواهم کرد.///گفت: اگر خدا بخواهد، مرا شکیبا خواهی یافت، و هیچ فرمانی را از تو مخالفت نخواهم کرد.///گفت: اگر خدا بخواهد، مرا صابر خواهى یافت آنچنان که در هیچ کارى تو را فرمانى نکنم.///گفت: اگر خدا خواهد شکیبا خواهى یافت و در هیچ کارى تو را نافرمانى نخواهم کرد///گفت: «ان شاء الله مرا شکیبا خواهى یافت و در هیچ کارى تو را نافرمانى نخواهم کرد.»///[موسى] گفت: «به خواست خدا مرا شکیبا خواهى یافت و در هیچ کارى، تو را نافرمانى نخواهم کرد.»///موسی گفت: به خواست خدا مرا با صبر و تحمل خواهی یافت و هرگز در هیچ امر با تو مخالفت نخواهم کرد.///[موسی‌] گفت ان شاء الله مرا شکیبا خواهی یافت، و از امر تو سرپیچی نمی‌کنم‌///(موسی) گفت: «به خواست خدا مرا شکیبا خواهی یافت؛ و در هیچ کاری مخالفت فرمان تو نخواهم کرد!»///گفت زود است بیابیم شکیبا اگر خدا خواهد و نافرمانی نکنمت امری را///گفت: «اگر خدا خواهد مرا شکیبا خواهی یافت، و (در) هیچ کاری (که انجام می‌دهی) تو را نافرمانی نخواهم کرد.» quran_en_fa The other said: "If then thou wouldst follow me, ask me no questions about anything until I myself speak to thee concerning it." گفت: [ای موسی!] اگر دنبال من آمدی، از هیچ چیز از من مپرس تا خودم درباره [حقیقت] آن با تو آغاز سخن کنم.///گفت: [ای موسی!] اگر دنبال من آمدی، از هیچ چیز از من مپرس تا خودم درباره [حقیقت] آن با تو آغاز سخن کنم.///گفت: اگر از پى من مى‌آیى، نباید که از من چیزى بپرسى تا من خود تو را از آن آگاه کنم.///گفت: پس اگر از پى من آمدى، از چیزى سؤال مکن تا خود از آن با تو سخن آغاز کنم///گفت: «اگر مرا پیروى مى‌کنى، پس از چیزى سؤال مکن، تا [خود] از آن با تو سخن آغاز کنم.»///[خضر] گفت: «پس اگر دنبال من آمدى، چیزى از من مپرس، تا آنکه خودم درباره‌ى آن سخن آغاز کنم.»///آن عالم گفت: پس اگر تابع من شدی دیگر از هر چه من کنم هیچ سؤال مکن تا وقتی که من خود تو را از آن راز آگاه سازم.///گفت اگر از من پیروی می‌کنی از هیچ چیز از من سؤال مکن تا آنکه درباره آن با تو سخن بگویم‌///(خضر) گفت: «پس اگر می‌خواهی بدنبال من بیایی، از هیچ چیز مپرس تا خودم (به موقع) آن را برای تو بازگو کنم.»///گفت پس اگر پیرویم کردی نپرس مرا از چیزی تا پدید آرم برای تو از آن سخنی را///گفت: «اگر مرا پیروی می‌کنی، از چیزی مرا مپرس تا (خود) از آن برایت یادی آغاز کنم.» quran_en_fa So they both proceeded: until, when they were in the boat, he scuttled it. Said Moses: "Hast thou scuttled it in order to drown those in it? Truly a strange thing hast thou done!" پس هر دو به راه افتادند تا وقتی که در کشتی سوار شدند، او شکافی در کشتی ایجاد کرد. موسی گفت: آیا آن را شکافتی تا سرنشینانش را غرق کنی؟ به راستی که کاری بسیار زشت کردی!///پس هر دو به راه افتادند تا وقتی که در کشتی سوار شدند، او شکافی در کشتی ایجاد کرد. موسی گفت: آیا آن را شکافتی تا سرنشینانش را غرق کنی؟ به راستی که کاری بسیار زشت کردی!///پس به راه افتادند تا به کشتى سوار شدند. کشتى را سوراخ کرد. گفت: کشتى را سوراخ مى‌کنى تا مردمش را غرقه سازى؟ کارى که مى‌کنى کارى سخت بزرگ و زشت است.///پس به راه افتادند، تا وقتى که سوار کشتى شدند [خضر] آن را سوراخ کرد. موسى گفت: آیا کشتى را سوراخ کردى تا سرنشینانش را غرق کنى؟ واقعا به کار ناروایى مبادرت کردى///پس رهسپار گردیدند، تا وقتى که سوار کشتى شدند، [وى‌] آن را سوراخ کرد. [موسى‌] گفت: «آیا کشتى را سوراخ کردى تا سرنشینانش را غرق کنى؟ واقعا به کار ناروایى مبادرت ورزیدى.»///پس آن دو به راه افتادند، تا آنکه سوار کشتى شدند. [خضر] آن را سوراخ کرد. موسى گفت: «آیا آن را شکافتی تا سرنشینانش را غرق کنى؟ راستى که کار ناروایى کردى!»///سپس هر دو با هم برفتند تا وقتی که در کشتی سوار شدند. آن عالم کشتی را بشکست، موسی گفت: ای مرد، آیا کشتی شکستی تا اهل آن را به دریا غرق کنی؟! بسیار کار منکر و شگفتی به جای آوردی.///پس رهسپار شدند تا آنکه سوار کشتی‌ای شدند [و خضر] آن را سوراخ کرد [موسی‌] گفت سوراخش کردی که سرنشینانش را غرق کنی؟ عجب کار هول‌انگیزی کردی‌///آن دو به راه افتادند؛ تا آن که سوار کشتی شدند، (خضر) کشتی را سوراخ کرد. (موسی) گفت: «آیا آن را سوراخ کردی که اهلش را غرق کنی؟! راستی که چه کار بدی انجام دادی!»///پس برفتند تا گاهی که سوار شدند در کشتی بشکافتش گفت آیا سوراخ کردیش که غرق کنی مردمش را همانا بیاوردی چیزی زشت را///پس (از آنجا خستند و) رستند تا وقتی که سوار (آن) کشتی شدند. (وی) آن را درید. (موسی) گفت: «آیا کشتی را دریدی تا سرنشینانش را غرق کنی‌؟ بی‌گمان کاری منکر [: نابسامان و ناروا] به بار آوردی.» quran_en_fa He answered: "Did I not tell thee that thou canst have no patience with me?" گفت: [ای موسی!] آیا نگفتم که تو هرگز نمی‌توانی بر همراهی من شکیبایی ورزی؟///گفت: [ای موسی!] آیا نگفتم که تو هرگز نمی‌توانی بر همراهی من شکیبایی ورزی؟///گفت: نگفتم که تو را شکیب همراهى با من نیست؟///گفت: آیا نگفتم که تو هرگز نمى‌توانى همراه من شکیبایى کنى///گفت: «آیا نگفتم که تو هرگز نمى‌توانى همپاى من صبر کنى؟»///[خضر] گفت: «آیا نگفتم تو هرگز نمى‌توانى همراه من شکیبا باشى؟»///گفت: آیا من نگفتم که هرگز ظرفیت و توانایی آنکه با من صبر کنی نداری؟///[خضر] گفت مگر نگفتمت که تو همپای من صبر نتوانی کرد///گفت: «آیا نگفتم تو هرگز نمی‌توانی با من شکیبایی کنی؟!»///گفت آیا نگفتم که تو نتوانی با من صبرکردن‌///گفت: «آیا نگفتم تو هرگز نتوانی همپای من صبر کنی‌؟» quran_en_fa Moses said: "Rebuke me not for forgetting, nor grieve me by raising difficulties in my case." گفت: مرا بر آنچه از یاد بردم، مؤاخذه مکن و در کارم به من سخت مگیر.///گفت: مرا بر آنچه از یاد بردم، مؤاخذه مکن و در کارم به من سخت مگیر.///گفت: اگر فراموش کرده‌ام مرا بازخواست مکن و بدین اندازه بر من سخت مگیر.///موسى گفت: به سبب آنچه فراموش کردم مرا مؤاخذه مکن و در کارم بر من سخت مگیر/// [موسى‌] گفت: «به سبب آنچه فراموش کردم، مرا مؤاخذه مکن و در کارم بر من سخت مگیر.»///[موسى] گفت: «مرا به خاطر فراموشى‌ام بازخواست مکن و از این کارم بر من سخت مگیر.»///موسی گفت: (این یک بار) بر من مگیر که شرط خود را فراموش کردم و مرا تکلیف سخت طاقت فرسا نفرما.///گفت مرا به خاطر آنچه فراموش کردم مؤاخذه مکن و کار را بر من سخت مگیر///(موسی) گفت: «مرا بخاطر این فراموشکاریم مؤاخذه مکن و از این کارم بر من سخت مگیر!»///گفت مرا نگیر بدانچه فراموش کردم و نرسان به من از کارم سختی را///(موسی) گفت: «به (سبب) آنچه فراموش کردم، مرا مؤاخذه مکن، و از (این) کارم، مرا به سختی مینداز.» quran_en_fa Then they proceeded: until, when they met a young man, he slew him. Moses said: "Hast thou slain an innocent person who had slain none? Truly a foul (unheard of) thing hast thou done!" پس [هر دو] به راه افتادند تا [زمانی که] به نوجوانی برخوردند؛ پس [بنده ما] او را کشت. موسی گفت: آیا شخص بی گناهی را بدون آنکه کسی را کشته باشد، کشتی؟ به راستی که کاری بسیار ناپسند مرتکب شدی!///پس [هر دو] به راه افتادند تا [زمانی که] به نوجوانی برخوردند؛ پس [بنده ما] او را کشت. موسی گفت: آیا شخص بی گناهی را بدون آنکه کسی را کشته باشد، کشتی؟ به راستی که کاری بسیار ناپسند مرتکب شدی!///و رفتند تا به پسرى رسیدند، او را کشت، موسى گفت: آیا جان پاکى را بى‌آنکه مرتکب قتلى شده باشد مى‌کشى؟ مرتکب کارى زشت گردیدى.///پس برفتند تا به نوجوانى برخوردند، پس [خضر] او را کشت. موسى گفت: آیا بى‌گناهى را بى‌آن که کسى را کشته باشد کشتى؟ واقعا کار منکرى مرتکب شدى///پس رفتند تا به نوجوانى برخوردند. [بنده ما] او را کشت. [موسى به او] گفت: «آیا شخص بى‌گناهى را بدون اینکه کسى را به قتل رسانده باشد کشتى؟ واقعا کار ناپسندى مرتکب شدى.»///پس به راه خود ادامه دادند تا به نوجوانى برخورد کردند، پس [خضر] او را کشت. موسى گفت: «آیا بى‌گناهى را بدون آنکه کسى را کشته باشد، کشتى؟ به راستى کاری زشت و ناپسند کردى!»///و باز هم روان شدند تا به پسری برخوردند، او پسر را (بی‌گفتگو) به قتل رسانید. باز موسی گفت: آیا نفس محترمی که کسی را نکشته بود بی‌گناه کشتی؟ همانا کار بسیار منکر و ناپسندی کردی.///باز رهسپار شدند تا آنکه به جوانی برخوردند و [خضر] او را کشت [موسی‌] گفت آیا انسان بیگناهی را بدون آنکه قصاصی در بین باشد، کشتی، به راستی کار ناپسندیده‌ای کردی‌///باز به راه خود ادامه دادند، تا اینکه نوجوانی را دیدند؛ و او آن نوجوان را کشت. (موسی) گفت: «آیا انسان پاکی را، بی آنکه قتلی کرده باشد، کشتی؟! براستی کار زشتی انجام دادی!»///پس برفتند تا گاهی که به کودکی رسیدند بکشتش گفت آیا کشتی تنی پاک را نه در برابر تنی همانا آوردی چیزی ناپسند را///پس (همچنان خستند و) رستند، تا هنگامی که به نوجوانی برخورد کردند. پس وی او را کشت. (موسی بدو) گفت: «آیا شخص پاکی را- بدون اینکه کسی را به (ناپاکی) کشته باشد- کشتی‌؟ بی‌چون همواره منکری (به بار) آوردی.» quran_en_fa He answered: "Did I not tell thee that thou canst have no patience with me?" گفت: [ای موسی!] آیا نگفتم که تو هرگز نمی‌توانی بر همراهی من شکیبایی کنی؟///گفت: [ای موسی!] آیا نگفتم که تو هرگز نمی‌توانی بر همراهی من شکیبایی کنی؟///گفت: نگفتم که تو را شکیب همراهى با من نیست؟///گفت: آیا به تو نگفتم که هرگز نمى‌توانى همراه من شکیبایى کنى///گفت: «آیا به تو نگفتم که هرگز نمى‌توانى همپاى من صبر کنى؟»///گفت: «آیا نگفتمت که نمى‌توانى همپاى من صبر کنى؟»///گفت: آیا با تو نگفتم که تو هرگز ظرفیت و مقام آنکه با من صبر کنی نخواهی داشت؟///[خضر] گفت مگر نگفتمت که تو همپای من صبر نتوانی کرد؟///(باز آن مرد عالم) گفت: «آیا به تو نگفتم که تو هرگز نمی‌توانی با من صبر کنی؟!»///گفت آیا نگفتم به تو که نتوانی هرگز با من صبرکردن‌///گفت: «آیا به تو نگفتم هرگز نتوانی –همواره- پایاپای من صبری کنی‌؟» quran_en_fa (Moses) said: "If ever I ask thee about anything after this, keep me not in thy company: then wouldst thou have received (full) excuse from my side." گفت: بعد از این اگر چیزی از تو پرسیدم، دیگر با من مصاحبت مکن [برای آنکه] از جانب من به عذر قابل قبولی رسیده‌ای [و برای جدا شدن از من دلیل قاطعی داری.]///گفت: بعد از این اگر چیزی از تو پرسیدم، دیگر با من مصاحبت مکن [برای آنکه] از جانب من به عذر قابل قبولی رسیده‌ای [و برای جدا شدن از من دلیل قاطعی داری.]///گفت: اگر از این پس از تو چیزى پرسم با من همراهى مکن، که از جانب من معذور باشى.///موسى گفت: اگر از این پس چیزى از تو پرسیدم، دیگر با من همراهى نکن و از جانب من البته معذور خواهى بود/// [موسى‌] گفت: «اگر از این پس چیزى از تو پرسیدم، دیگر با من همراهى مکن [و] از جانب من قطعا معذور خواهى بود.»///[موسى] گفت: «اگر از این پس چیزى از تو پرسیدم، دیگر با من همراه مباش، قطعا از سوى من معذور خواهى بود.»///موسی گفت: اگر بار دیگر از تو مؤاخذه و اعتراضی کردم از آن بعد با من ترک صحبت و رفاقت کن که از (تقصیر) من عذر موجه (بر متارکه دوستی) به دست خواهی داشت.///گفت اگر بعد از این از تو درباره چیزی پرس و جو کردم با من همراهی مکن، که دیگر [در ترکم‌] معذور خواهی بود///(موسی) گفت: «بعد از این اگر درباره چیزی از تو سؤال کردم، دیگر با من همراهی نکن؛ (زیرا) از سوی من معذور خواهی بود!»///گفت اگر پرسیدمت از چیزی پس از این همراهم نگیر به درست رسیدی از نزدم بهانه‌ای را///(موسی) گفت: «اگر از این پس چیزی (درباره‌ی آنچه کردی) از تو بپرسم، دیگر با من همراهی مکن. از سوی من بی‌چون به عذری رسیده‌ای.» quran_en_fa Then they proceeded: until, when they came to the inhabitants of a town, they asked them for food, but they refused them hospitality. They found there a wall on the point of falling down, but he set it up straight. (Moses) said: "If thou hadst wished, surely thou couldst have exacted some recompense for it!" پس [هر دو] به راه افتادند تا هنگامی که به مردم شهری رسیدند، از مردمش خوراک خواستند و آنان از اینکه آن دو را مهمان کنند، خودداری کردند. پس در آن شهر، دیواری یافتند که می‌خواست فرو ریزد، پس او آن را [به گونه‌ای] استوار کرد [که فرو نریزد]. موسی گفت: اگر می‌خواستی برای تعمیر آن دیوار، مزدی می‌گرفتی [که برای خود خوراک فراهم آوریم.]///پس [هر دو] به راه افتادند تا هنگامی که به مردم شهری رسیدند، از مردمش خوراک خواستند و آنان از اینکه آن دو را مهمان کنند، خودداری کردند. پس در آن شهر، دیواری یافتند که می‌خواست فرو ریزد، پس او آن را [به گونه‌ای] استوار کرد [که فرو نریزد]. موسی گفت: اگر می‌خواستی برای تعمیر آن دیوار، مزدی می‌گرفتی [که برای خود خوراک فراهم آوریم.]///پس برفتند تا به دهى رسیدند. از مردم آن ده طعامى خواستند. از میزبانیشان سر برتافتند. آنجا دیوارى دیدند که نزدیک بود فرو ریزد. دیوار را راست کرد. موسى گفت: کاش در برابر این کار مزدى مى‌خواستى.///پس راه افتادند، تا وقتى که به مردم قریه‌اى رسیدند، از اهل آن غذا خواستند، ولى آنها از مهمان کردنشان ابا کردند. پس در آن جا دیوارى یافتند که مى‌خواست فرو ریزد. [خضر] آن را به پا داشت. موسى گفت: اگر مى‌خواستى، براى این کار مزدى مى‌گرفتى///پس رفتند تا به اهل قریه‌اى رسیدند. از مردم آنجا خوراکى خواستند، و [لى آنها] از مهمان نمودن آن دو خوددارى کردند. پس در آنجا دیوارى یافتند که مى‌خواست فرو ریزد، و [بنده ما] آن را استوار کرد. [موسى‌] گفت: «اگر مى‌خواستى [مى‌توانستى‌] براى آن مزدى بگیرى.»///پس آن دو به راه خود ادامه دادند تا به یک آبادى رسیدند. از اهل آنجا غذا خواستند. [ولی] آنان از پذیرایی آن دو خودداری کردند. پس آن دو در آنجا دیوارى را یافتند که در حال ریزش بود. [خضر،] دیوار را [تعمیر و] برپا کرد. [موسى با تعجب] گفت: «[اینها که به ما غذا ندادند،] اگر مى‌خواستى، براى این کار مزد مى‌گرفتى!»///باز با هم روان شدند تا وارد بر شهری شدند و از اهل آن شهر طعام خواستند، مردم از طعام دادن و مهمانی آنها ابا کردند (آنها هم از آن شهر به عزم خروج رفتند تا) در (نزدیکی دروازه آن) شهر به دیواری که نزدیک به انهدام بود رسیدند و آن عالم به استحکام و تعمیر آن پرداخت. باز موسی گفت: روا بود که بر این کار اجرتی می‌گرفتی.///باز رهسپار شدند تا آنکه به اهل شهری رسیدند و از مردمش خوراکی خواستند، آنان از مهمان کردنشان، ابا کردند، سپس دیواری را دیدند که می‌خواست فرو ریزد [خضر] آن را برپا داشت [موسی‌] گفت اگر می‌خواستی برای این کار از آنان مزدی می‌گرفتی‌///باز به راه خود ادامه دادند تا به مردم قریه‌ای رسیدند؛ از آنان خواستند که به ایشان غذا دهند؛ ولی آنان از مهمان کردنشان خودداری نمودند؛ (با این حال) در آن جا دیواری یافتند که می‌خواست فروریزد؛ و (آن مرد عالم) آن را برپا داشت. (موسی) گفت: «(لااقل) می‌خواستی در مقابل این کار مزدی بگیری!»///پس برفتند تا گاهی که رسیدند مردم شهری را خوراک خواستند از مردمش پس خودداری کردند از آنکه مهمانشان کنند پس یافتند در آن دیواری را که می‌خواست فرو ریزد پس بپای داشتش گفت اگر می‌خواستی می‌گرفتی بر این مزدی را///پس (از اینجا هم خستند و) رستند تا هنگامی که به اهل قریه‌ای رسیدند. از مردم با اهلیتش خوراکی خواستند (ولی) آنها از مهمان نمودن آن دو خودداری کردند. پس در آن‌جا دیواری یافتند که می‌خواست فرو ریزد. آن را استوار کرد. (موسی) گفت: «اگر می‌خواستی بی‌چون بر (کارکرد) آن مزدی می‌گرفتی.» quran_en_fa He answered: "This is the parting between me and thee: now will I tell thee the interpretation of (those things) over which thou wast unable to hold patience. گفت: [ای موسی!] اکنون زمان جدایی میان من و توست؛ به زودی تو را به تفسیر و علت آنچه نتوانستی بر آن شکیبایی ورزی، آگاه می‌کنم.///گفت: [ای موسی!] اکنون زمان جدایی میان من و توست؛ به زودی تو را به تفسیر و علت آنچه نتوانستی بر آن شکیبایی ورزی، آگاه می‌کنم.///گفت: اکنون زمان جدایى میان من و توست و تو را از راز آن کارها که تحملشان را نداشتى آگاه مى‌کنم:///گفت: این [زمان‌] جدایى میان من و توست. هم اینک تو را از باطن آنچه که نتوانستى بر آن صبر کنى خبردار مى‌کنم///گفت: «این [بار، دیگر وقت‌] جدایى میان من و توست. به زودى تو را از تأویل آنچه که نتوانستى بر آن صبر کنى آگاه خواهم ساخت»:///[خضر] گفت: «این [بار، هنگام] جدایى میان من و توست. اکنون تو را از اسرار آنچه نتوانستى بر آن شکیبایى ورزى، آگاه خواهم کرد.///آن عالم گفت: این (سه بار کم‌ظرفی و بی‌صبری و اعتراض، عذر) مفارقت بین من و توست، من همین ساعت تو را بر اسرار کارهایم که بر فهم آن صبر و ظرفیت نداشتی آگاه می‌سازم.///[خضر] گفت اینجا دیگر [هنگام‌] جدایی من و توست، هم‌اکنون تو را از معنای آنچه بر آن صبر نتوانستی کرد، آگاه می‌سازم‌///او گفت: «اینک زمان جدایی من و تو فرا رسیده؛ اما بزودی راز آنچه را که نتوانستی در برابر آن صبر کنی، به تو خبر می‌دهم.///گفت این است جدائی میان من و تو بزودی آگهیت دهم به سرانجام آنچه نتوانستی بر آن صبرکردن را///گفت: «این (بار، دیگر وقت) جدایی میان من و تو است. تو را از تأویل [: دستاورد حقیقی و پنهان] آنچه که نتوانستی بر آن صبری کنی آگاهی مهمی خواهم داد.» quran_en_fa "As for the boat, it belonged to certain men in dire want: they plied on the water: I but wished to render it unserviceable, for there was after them a certain king who seized on every boat by force. اما آن کشتی، از بی نوایانی بود که [با آن] در دریا کار می‌کردند و در برابرشان پادشاهی بود که هر کشتی سالم و بی عیبی را غاصبانه تصرف می‌کرد، من خواستم معیوبش کنم [تا به دست آن ستم‌گر نیفتد.]///اما آن کشتی، از بی نوایانی بود که [با آن] در دریا کار می‌کردند و در برابرشان پادشاهی بود که هر کشتی سالم و بی عیبی را غاصبانه تصرف می‌کرد، من خواستم معیوبش کنم [تا به دست آن ستم‌گر نیفتد.]///اما آن کشتى از آن بینوایانى بود که در دریا کار مى‌کردند. خواستم معیوبش کنم، زیرا در آن سوترشان پادشاهى بود که کشتیها را به غصب مى‌گرفت.///اما آن کشتى، مال بینوایانى بود که [با آن‌] در دریا کار مى‌کردند، پس خواستم آن را معیوب کنم، چون پشت سرشان پادشاهى بود که هر کشتى [سالمى‌] را به زور مى‌گرفت///اما کشتى، از آن بینوایانى بود که در دریا کار مى‌کردند، خواستم آن را معیوب کنم، [چرا که‌] پیشاپیش آنان پادشاهى بود که هر کشتى [درستى‌] را به زور مى‌گرفت.///اما آن کشتى، از آن بینوایانى بود که در دریا کار مى‌کردند و در کمین آنان پادشاهى بود که به زور، هر کشتى [سالمى] را مى‌گرفت. من خواستم معیوبش کنم [تا به دست آن ستمگر نیفتد].///اما آن کشتی، صاحبش خانواده فقیری بود که در دریا کار می‌کردند (و از آن کشتی کسب و ارتزاق می‌نمودند) خواستم چون کشتی‌ها (ی بی‌عیب) را پادشاه در سر راه به غصب می‌گرفت این کشتی را ناقص کنم (تا برای آن فقیران باقی بماند).///اما کشتی متعلق به بینوایانی بود که خود [یا برای آنان‌] در دریا کار می‌کردند، پس خواستم آن را عیب‌ناک کنم، و پادشاهی در پیشاروی آنان بود که هر کشتی [سالمی‌] را به زور می‌گرفت‌///اما آن کشتی مال گروهی از مستمندان بود که با آن در دریا کار می‌کردند؛ و من خواستم آن را معیوب کنم؛ (چرا که) پشت سرشان پادشاهی (ستمگر) بود که هر کشتی (سالمی) را بزور میگرفت!///اما کشتی پس از آن بینوایانی بود که کار می‌کردند در دریا خواستم آسیبی بدان رسانم و بود پشت سر ایشان پادشاهی که می‌گرفت هر کشتی را به ستم (بیگاری)///«اما کشتی؛ از بینوایانی بود که در دریا کار می‌کردند، پس خواستم آن را معیوب کنم. حال آنکه از پشت آنان پادشاهی بود که هر کشتی (سالمی) را به زور می‌گرفت.» quran_en_fa "As for the youth, his parents were people of Faith, and we feared that he would grieve them by obstinate rebellion and ingratitude (to Allah and man). و اما [آن] نوجوان [که او را کشتم]، پدر و مادرش مؤمن بودند، پس ترسیدم که آن دو را [در آینده] به طغیان و کفر بکشاند.///و اما [آن] نوجوان [که او را کشتم]، پدر و مادرش مؤمن بودند، پس ترسیدم که آن دو را [در آینده] به طغیان و کفر بکشاند.///اما آن پسر، پدر و مادرش مؤمن بودند. ترسیدیم که آن دو را به عصیان و کفر دراندازد.///و اما آن نوجوان، پدر و مادرش هر دو مؤمن بودند، پس ترسیدیم مبادا آن دو را به طغیان و کفر بکشاند///و اما نوجوان، پدر و مادرش [هر دو] مؤمن بودند، پس ترسیدیم [مبادا] آن دو را به طغیان و کفر بکشد.///و اما آن نوجوان [که او را کشتم،] پدر و مادرش هر دو مؤمن بودند. ترسیدیم که او آن دو را به کفر و طغیان وادارد.///و اما آن پسر (کافر بود و) پدر و مادر او مؤمن بودند، از آن باک داشتیم که آن پسر آنها را به خوی کفر و طغیان خود درآورد.///و اما آن جوان، پدر و مادرش مؤمن بودند و ما بیمناک شدیم که مبادا کفر و طغیانی بر آنان تحمیل کند///و اما آن نوجوان، پدر و مادرش با ایمان بودند؛ و بیم داشتیم که آنان را به طغیان و کفر وادارد!///و اما کودک بودند پدر و مادرش مؤمنان پس ترسیدیم که واداردشان (یا تنگ آوردشان) به سرکشی و ناسپاسی‌///«و اما (آن) نوجوان؛ پدر و مادرش مؤمن بودند، پس ترسیدیم (مبادا) آن دو را ناخواسته و به‌ناچار به طغیان و کفر بکشد.» quran_en_fa "So we desired that their Lord would give them in exchange (a son) better in purity (of conduct) and closer in affection. پس خواستیم پروردگارشان پاک‌تر و مهربان‌تر از او را به آنان عوض دهد.///پس خواستیم پروردگارشان پاک‌تر و مهربان‌تر از او را به آنان عوض دهد.///خواستیم تا در عوض او پروردگارشان چیزى نصیبشان سازد به پاکى بهتر از او و به مهربانى نزدیک‌تر از او.///پس خواستیم که پروردگارشان آن دو را به پاک‌تر و مهربان‌تر از او عوض دهد///پس خواستیم که پروردگارشان آن دو را به پاکتر و مهربانتر از او عوض دهد.///[از این رو] خواستیم که پروردگارشان به جاى او [فرزندى] پاک‌تر و بهتر و با محبت‌تر به آن دو بدهد.///خواستیم تا به جای او خدایشان فرزندی بهتر و صالح‌تر و مهذب‌تر و نزدیکتر به ارحام پرستی به آن پدر و مادر بخشد.///و خواستیم که پروردگارشان به جای او برای ایشان فرزندی پاکنهادتر و مهربان‌تر جانشین گرداند///از این رو، خواستیم که پروردگارشان به جای او، فرزندی پاکتر و با محبت‌تر به آن دو بدهد!///پس خواستیم تا بازدهد ایشان را پروردگارشان به جای او بهتر از او را به پاکی و نزدیکتر به رحم‌آوردن‌///«پس خواستیم که پروردگارشان آن دو را به پاکیزه‌تر و رحمت‌وارتر از او عوض دهد.» quran_en_fa "As for the wall, it belonged to two youths, orphans, in the Town; there was, beneath it, a buried treasure, to which they were entitled: their father had been a righteous man: So thy Lord desired that they should attain their age of full strength and get out their treasure - a mercy (and favour) from thy Lord. I did it not of my own accord. Such is the interpretation of (those things) over which thou wast unable to hold patience." و اما آن دیوار از دو نوجوان یتیم در این شهر بود، و زیرش گنجی متعلق به آن دو قرار داشت، و پدرشان مردی شایسته بود، پس پروردگارت خواست که آن دو یتیم به حد رشد رسند وگنجشان را به سبب مهر [ی که] پروردگارت [به آن دو] داشت بیرون آورند؛ و من این را از پیش خود انجام ندادم. این است تفسیر و علت آنچه نتوانستی بر آن شکیبایی ورزی.///و اما آن دیوار از دو نوجوان یتیم در این شهر بود، و زیرش گنجی متعلق به آن دو قرار داشت، و پدرشان مردی شایسته بود، پس پروردگارت خواست که آن دو یتیم به حد رشد رسند وگنجشان را به سبب مهر [ی که] پروردگارت [به آن دو] داشت بیرون آورند؛ و من این را از پیش خود انجام ندادم. این است تفسیر و علت آنچه نتوانستی بر آن شکیبایی ورزی.///اما دیوار از آن دو پسر یتیم از مردم این شهر بود. در زیرش گنجى بود، از آن پسران، پدرشان مردى صالح بود. پروردگار تو مى‌خواست آن دو به حد رشد رسند و گنج خود را بیرون آرند. و من این کار را به میل خود نکردم. رحمت پروردگارت بود. این است راز آن سخن که گفتم: تو را شکیب آن نیست.///و اما آن دیوار از آن دو پسر بچه یتیم در آن شهر بود، و زیر آن گنجى براى آن دو وجود داشت، و پدرشان مردى شایسته بود، پس پروردگار تو خواست آن دو یتیم به حد رشد برسند و گنج خویش را بیرون آورند، که رحمتى بود از پروردگار تو. و این کارها را از پیش خود نکردم///و اما دیوار، از آن دو پسر [بچه‌] یتیم در آن شهر بود، و زیر آن، گنجى متعلق به آن دو بود، و پدرشان [مردى‌] نیکوکار بود، پس پروردگار تو خواست آن دو [یتیم‌] به حد رشد برسند و گنجینه خود را -که رحمتى از جانب پروردگارت بود- بیرون آورند. و این [کارها] را من خودسرانه انجام ندادم. این بود تأویل آنچه که نتوانستى بر آن شکیبایى ورزى.///و اما آن دیوار، از آن دو نوجوان یتیم در آن شهر بود، و زیر آن دیوار، گنجى براى آن دو بود و پدرشان مردى صالح بود. پس پروردگارت اراده کرد که آن دو به حد رشد خود برسند و گنج خویش را که رحمتى از سوى پروردگارت بود، بیرون آورندو من این کارها را خودسرانه نکردم. این بود تأویل و راز آنچه نتوانستى بر آن صبر و شکیبایى ورزى.»///و اما آن دیوار از آن دو طفل یتیمی در آن شهر بود که پدری صالح داشتند و زیر آن گنجی برای آن دو نهفته بود، خدایت خواست تا به لطف خود آن اطفال به حد رشد رسند و خودشان گنج را استخراج کنند. و من این کارها نه از پیش خود (بلکه به امر خدا) کردم. این است مآل و باطن کارهایی که تو طاقت و ظرفیت بر انجام آن نداشتی.///و اما دیوار متعلق به دو جوان یتیم در آن شهر بود و زیر آن گنجی از آن ایشان بود و پدرشان مردی صالح بود، و پروردگارت خواست که آنان به کمال بلوغشان برسند و آنگاه گنجشان را [از آنجا] بیرون آوردند، که رحمتی از پروردگارت [در حق آنان‌] بود، و من آن کار را از پیش خود نکردم، این معنای چیزی است که نتوانستی بر آن صبر کنی‌///و اما آن دیوار، از آن دو نوجوان یتیم در آن شهر بود؛ و زیر آن، گنجی متعلق به آن دو وجود داشت؛ و پدرشان مرد صالحی بود؛ و پروردگار تو می‌خواست آنها به حد بلوغ برسند و گنجشان را استخراج کنند؛ این رحمتی از پروردگارت بود؛ و من آن (کارها) را خودسرانه انجام ندادم؛ این بود راز کارهایی که نتوانستی در برابر آنها شکیبایی به خرج دهی!»///و اما دیوار پس از آن دو کودک یتیم بود در شهر و بود زیر آن گنجی از برای ایشان و بود پدر ایشان شایسته پس خواست پروردگار تو که برسند نیروی (جوانی) خود را و برون آرند گنج خویش را مهربانیی از پروردگار تو و من نکردمش به فرمان خود این است سرانجام آنچه نتوانستی بر آن صبرکردن را///«و اما دیوار؛ پس از آن دو پسر (بچه‌ی) یتیم در آن شهر بود و زیر آن، گنجی متعلق به آن دو بود و پدرشان (مردی) شایسته بود. پس پروردگارت خواست آن دو (یتیم) به حد رشدهاشان رسند و گنجینه‌ی خود را – به رحمت پروردگارت – با کاوش بیرون آورند. و این (کارها) را من خودسرانه انجام ندادم. این بود تأویل آنچه که نتوانستی بر آن شکیبایی ورزی.» quran_en_fa They ask thee concerning Zul-qarnain. Say, "I will rehearse to you something of his story." و از تو درباره ذوالقرنین می‌پرسند؛ بگو: به زودی بخشی از سرگذشت او را [به وسیله آیاتی از قرآن] برای شما می‌خوانم.///و از تو درباره ذوالقرنین می‌پرسند؛ بگو: به زودی بخشی از سرگذشت او را [به وسیله آیاتی از قرآن] برای شما می‌خوانم.///و از تو در باره ذوالقرنین مى‌پرسند. بگو: براى شما از او چیزى مى‌خوانم.///و از تو در باره‌ى ذو القرنین مى‌پرسند. بگو: به زودى خبرى از او براى شما خواهم خواند///و از تو در باره «ذوالقرنین» مى‌پرسند. بگو: «به زودى چیزى از او براى شما خواهم خواند.»///و از تو درباره ذوالقرنین مى‌پرسند. بگو: «به زودى بخشى از سرگذشت او را براى شما خواهم خواند.»///و از تو (ای رسول) سؤال از ذوالقرنین می‌کنند، پاسخ ده که من به زودی حکایتی از او بر شما خواهم خواند.///و از تو درباره ذوالقرنین می‌پرسند، بگو هم‌اکنون یادی از او برای شما می‌خوانم‌///و از تو درباره «ذو القرنین» می‌پرسند؛ بگو: «بزودی بخشی از سرگذشت او را برای شما بازگو خواهم کرد.»///و پرسندت از ذوالقرنین بگو زود است بخوانم بر شما از او سخنی را///و از تو درباره‌ی ذوالقرنین می‌پرسند. بگو: «از او برای شما یادی خواهم نمود.» quran_en_fa Verily We established his power on earth, and We gave him the ways and the means to all ends. ما به او در زمین، قدرت و تمکن دادیم و از هر چیزی [که برای رسیدن به هدف هایش نیازمند به آن بود] وسیله‌ای به او عطا کردیم.///ما به او در زمین، قدرت و تمکن دادیم و از هر چیزی [که برای رسیدن به هدف هایش نیازمند به آن بود] وسیله‌ای به او عطا کردیم.///ما او را در زمین مکانت دادیم و راه رسیدن به هر چیزى را به او نشان دادیم.///ما وى را در زمین تمکن دادیم و از هر چیزى وسیله‌اى به او عطا کردیم///ما در زمین به او امکاناتى دادیم و از هر چیزى وسیله‌اى بدو بخشیدیم.///ما در زمین به او قدرت دادیم و از هر چیزى [که نیاز بود،] وسیله‌اى به او عطا کردیم.///ما او را در زمین تمکن و قدرت بخشیدیم و از هر چیزی رشته‌ای به دست او دادیم.///ما به او در روی زمین تمکن داده بودیم و سررشته هر کاری را به او بخشیده بودیم‌///ما به او در روی زمین، قدرت و حکومت دادیم؛ و اسباب هر چیز را در اختیارش گذاشتیم.///همانا فرمانروایش ساختیم در زمین و دادیمش از هرچیز دستاویزی‌///ما بی‌گمان در زمین برایش امکان [: توان] نهادیم، و از هر چیزی وسیله‌ای به او دادیم quran_en_fa One (such) way he followed, پس [با توسل به وسیله،] راهی را [برای سفر به غرب] دنبال کرد.///پس [با توسل به وسیله،] راهی را [برای سفر به غرب] دنبال کرد.///او نیز راه را پى گرفت.///پس وسیله‌اى را پى گرفت///تا راهى را دنبال کرد.///پس او راهى را [براى سفر به غرب‌] پی گرفت.///او هم رشته‌ای را پی گرفت.///و او سررشته [کار خود] را دنبال گرفت‌///او از این اسباب، (پیروی و استفاده) کرد …///پس پیروی کرد دستاویزی را///تا وسیله‌ای (ربانی) را [: از] پی [: خود] آورد. quran_en_fa Until, when he reached the setting of the sun, he found it set in a spring of murky water: Near it he found a People: We said: "O Zul-qarnain! (thou hast authority,) either to punish them, or to treat them with kindness." تا زمانی که به محل غروب خورشید رسید [منظره غروب] خورشید را چنین یافت که در چشمه‌ای گرم و لجن آلود غروب می‌کند، و نزد آن قومی را یافت [که فساد و ستم می‌کردند]. گفتیم: ای ذوالقرنین! یا [این قوم را به کیفر فساد و ستمشان] عذاب می‌کنی و یا در میانشان شیوه‌ای نیک در پیش می‌گیری.///تا زمانی که به محل غروب خورشید رسید [منظره غروب] خورشید را چنین یافت که در چشمه‌ای گرم و لجن آلود غروب می‌کند، و نزد آن قومی را یافت [که فساد و ستم می‌کردند]. گفتیم: ای ذوالقرنین! یا [این قوم را به کیفر فساد و ستمشان] عذاب می‌کنی و یا در میانشان شیوه‌ای نیک در پیش می‌گیری.///تا به غروبگاه خورشید رسید. دید که در چشمه‌اى گل‌آلود و سیاه غروب مى‌کند و در آنجا مردمى یافت. گفتیم: اى ذوالقرنین، مى‌خواهى عقوبتشان کن و مى‌خواهى با آنها به نیکى رفتار کن.///تا آن‌گاه که به غروبگاه خورشید رسید، به نظرش آمد که خورشید در چشمه‌اى گل‌آلود و سیاه غروب مى‌کند، و نزدیک آن قومى را یافت. گفتیم: اى ذو القرنین! یا [اینان را] عقوبت مى‌کنى یا میانشان [روش‌] نیکویى پیش مى‌گیرى [اختیار با توست‌]///تا آنگاه که به غروبگاه خورشید رسید، به نظرش آمد که [خورشید] در چشمه‌اى گل‌آلود و سیاه غروب مى‌کند، و نزدیک آن طایفه‌اى را یافت. فرمودیم: «اى ذوالقرنین، [اختیار با توست‌] یا عذاب مى‌کنى یا در میانشان [روش‌] نیکویى پیش مى‌گیرى.»///تا آن‌گاه که به غروب‌گاه خورشید رسید. [غروب‌] خورشید را چنان یافت که در چشمه‌اى تیره و گل‌آلود فرومى‌رود و نزد آن قومى را یافت [که فساد و ستم مى‌کردند]. گفتیم: «اى ذوالقرنین! یا [آنها را] عذاب مى‌کنى و یا میان آنان نیکى در پیش مى‌گیرى [و همه را مى‌بخشایى].»///تا هنگامی که (در سیر خود) به مغرب رسید خورشید را (که در دریای محیط غروب می‌کرد) چنین یافت که در چشمه آب تیره‌ای رخ نهان می‌کند و آنجا قومی را یافت که (چون کافر بودند) به ذوالقرنین دستور دادیم که درباره این قوم یا قهر و عذاب (اگر ایمان نیاوردند) یا لطف و رحمت (اگر ایمان آرند) به جای آور.///تا آنکه به سرزمین مغرب [خورشید] رسید و چنین یافت که در چشمه‌ای گل‌آلود [و گرم‌] غروب می‌کند و در نزدیکی آن قومی را یافت گفتیم ای ذوالقرنین [اختیار با توست‌] یا آنان را عذاب می‌کنی، یا با آنان نیکی می‌کنی‌///تا به غروبگاه آفتاب رسید؛ (در آن جا) احساس کرد (و در نظرش مجسم شد) که خورشید در چشمه تیره و گل‌آلودی فرو می‌رود؛ و در آن جا قومی را یافت؛ گفتیم: «ای ذو القرنین! آیا می‌خواهی (آنان) را مجازات کنی، و یا روش نیکویی در مورد آنها انتخاب نمایی؟»///تا گاهی که رسید فرودگاه خورشید را یافتش فرو می‌رود در چشمه گل آلودی و یافت نزد آن گروهی را گفتیم ای ذوالقرنین آیا یا شکنجه می‌کنی و یا برمی‌گیری در ایشان نکوئی را///تا آن‌گاه که به غروب‌گاه خورشید رسید (و) آن را (چنان) یافت که در چشمه‌ای گل‌آلود و سیاه غروب می‌کند. و نزد آن طایفه‌ای را یافت. گفتیم: «ذوالقرنین! (اختیار با توست) یا عذاب (شان) کنی، یا در میانشان (روش) نیکویی پیش گیری.» quran_en_fa He said: "Whoever doth wrong, him shall we punish; then shall he be sent back to his Lord; and He will punish him with a punishment unheard-of (before). ذوالقرنین گفت: اما هر که [با کفر، فساد و گناه] ستم کرده، عذابش می‌کنیم، آن گاه به سوی پروردگارش بازگردانده می‌شود، پس او را عذابی سخت خواهد کرد.///ذوالقرنین گفت: اما هر که [با کفر، فساد و گناه] ستم کرده، عذابش می‌کنیم، آن گاه به سوی پروردگارش بازگردانده می‌شود، پس او را عذابی سخت خواهد کرد.///گفت: اما هر کس که ستم کند ما عقوبتش خواهیم کرد. آنگاه او را نزد پروردگارش مى‌برند تا او نیز به سختى عذابش کند.///گفت: اما هر که ستم کند به زودى عذابش خواهیم کرد، سپس به سوى پروردگارش بازگردانده مى‌شود، آن‌گاه او را عذابى سخت خواهد کرد///گفت: «اما هر که ستم ورزد عذابش خواهیم کرد، سپس به سوى پروردگارش بازگردانیده مى‌شود، آنگاه او را عذابى سخت خواهد کرد.»///[ذوالقرنین] گفت: «اما هرکس ستم کند، او را عذاب خواهیم کرد، سپس به سوى پروردگارش بازگردانده مى‌شود. او هم وى را به سختى عذاب مى‌کند.///ذو القرنین به آن قوم گفت: اما هر کس (از شما) ظلم و ستم کرده او را به کیفر خواهیم رسانید و سپس هم که (بعد از مرگ) به سوی خدا بازگردد خدا او را به عذابی بسیار سخت کیفر خواهد کرد.///گفت هرکس شرک ورزد، زودا که عذابش کنیم، سپس به سوی پروردگارش باز برده می‌شود، و او به عذابی سخت معذبش می‌دارد///گفت: «اما کسی را که ستم کرده است، مجازات خواهیم کرد؛ سپس به سوی پروردگارش بازمی‌گردد، و خدا او را مجازات شدیدی خواهد کرد!///گفت اما آنکه ستم کند زود است عذابش کنیم و سپس بازگردانیده شود بسوی پروردگار خویش پس عذابش کند عذابی زشت‌///گفت: «اما هر کس ستم کرده، در آینده‌ای دور عذابش خواهم کرد. سپس سوی پروردگارش بازگردانیده می‌شود. آن‌گاه او را عذابی منکرخواهد کرد.» quran_en_fa "But whoever believes, and works righteousness,- he shall have a goodly reward, and easy will be his task as We order it by our Command." و اما هر که ایمان آورده و کار شایسته انجام داده است، پس بهترین پاداش برای اوست، و ما هم از سوی خود تکلیفی آسان به او خواهیم داد.///و اما هر که ایمان آورده و کار شایسته انجام داده است، پس بهترین پاداش برای اوست، و ما هم از سوی خود تکلیفی آسان به او خواهیم داد.///و اما هر کس که ایمان آورد و کارهاى شایسته کند، اجرى نیکو دارد. و در باره او فرمانهاى آسان خواهیم راند.///و اما هر که ایمان بیاورد و کار شایسته کند پاداشى هر چه نیکوتر خواهد داشت و به او از فرمان خود تکلیفى آسان خواهیم گفت///و اما هر که ایمان آورد و کار شایسته کند، پاداشى [هر چه‌] نیکوتر خواهد داشت، و به فرمان خود، او را به کارى آسان واخواهیم داشت.///و اما هر کس ایمان آورد و کار شایسته کند، پس پاداشی بهتر براى اوست و کار را بر او آسان خواهیم گرفت.»///و اما هر کس به خدا ایمان آورد و نیکو کردار باشد نیکوترین اجر خواهد یافت و هم ما امر را بر او سهل و آسان گیریم.///و اما هرکس ایمان آورد و نیکوکاری کند، او را پاداش نیکو باشد و کار را بر او آسان می‌گیریم‌///و اما کسی که ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پاداشی نیکوتر خواهد داشت؛ و ما دستور آسانی به او خواهیم داد.»///و اما آنکو ایمان آرد و کردار شایسته کند پس او را است پاداش نیک و زود است گوئیم برایش از امر خویش گشایش را///«و اما هر کس ایمان آورد و کار شایسته‌ای کرد، پس برایش پاداشی نیکوتر است، و زودا (که) از کارمان برایش (جریان) آسانی خواهیم گفت.» quran_en_fa Then followed he (another) way, پس [باز هم با توسل به وسیله] راهی را [برای سفر به شرق] دنبال کرد.///پس [باز هم با توسل به وسیله] راهی را [برای سفر به شرق] دنبال کرد.///باز هم راه را پى گرفت.///سپس وسیله‌اى دیگر را پى گرفت///سپس راهى [دیگر] را دنبال کرد.///سپس [ذوالقرنین در ادامه] راهی را پی­گرفت.///و باز وسیله و رشته‌ای را پی گرفت (و سفر را ادامه داد).///آنگاه سررشته [کار خود] را دنبال گرفت‌///سپس (بار دیگر) از اسبابی (که در اختیار داشت) بهره گرفت …///پس پیروی کرد وسیلتی را///سپس وسیله‌ای (دیگر) را از پی خود در آورد quran_en_fa Until, when he came to the rising of the sun, he found it rising on a people for whom We had provided no covering protection against the sun. تا زمانی که به محل طلوع خورشید رسید، آن را یافت که بر قومی طلوع می‌کند که در برابر آن پوششی [از مسکن و لباس] برای آنان قرار نداده‌ایم.///تا زمانی که به محل طلوع خورشید رسید، آن را یافت که بر قومی طلوع می‌کند که در برابر آن پوششی [از مسکن و لباس] برای آنان قرار نداده‌ایم.///تا به مکان برآمدن آفتاب رسید. دید بر قومى طلوع مى‌کند که غیر از پرتو آن برایشان هیچ پوششى قرار نداده‌ایم.///تا آن‌گاه که به طلوعگاه خورشید رسید، آن را دید بر قومى طلوع مى‌کند که براى آنها در برابر آن پوششى قرار نداده بودیم [و هیچ گونه سایبانى نداشتند]///تا آنگاه که به جایگاه برآمدن خورشید رسید. [خورشید] را [چنین‌] یافت که بر قومى طلوع مى‌کرد که براى ایشان در برابر آن پوششى قرار نداده بودیم.///تا آنکه به محل طلوع خورشید رسید، آن را چنان یافت که بر قومى طلوع مى‌کند که در برابر [تابش] آن پوششى براى آنان قرار نداده بودیم.///تا چون به مشرق زمین رسید آنجا دید که خورشید بر قومی می‌تابد که ما میان آنها و آفتاب ساتری قرار نداده‌ایم (یعنی لباس و خیمه و مسکنی که از حرارت خورشید سایبان کنند نداشتند).///تا آنکه به سرزمین مشرق [خورشید] رسید و آن را چنین یافت که بر مردمانی که در برابر [تابش‌] آن پوششی برایشان نگذاشته بودیم، می‌تافت‌///تا به خاستگاه خورشید رسید؛ (در آن جا) دید خورشید بر جمعیتی طلوع می‌کند که در برابر (تابش) آفتاب، پوششی برای آنها قرار نداده بودیم (و هیچ گونه سایبانی نداشتند).///تا گاهی که رسید برآمدنگاه خورشید را یافتش برمی‌آید بر گروهی نگذارده‌ایم برای ایشان جز آن پوششی را///تا آنگاه که به جایگاه بر آمدن خورشید رسید (و) آن را (چنان) یافت که بر قومی طلوع می‌کرد، که برایشان در برابر آن پوششی قرار ندادیم. quran_en_fa (He left them) as they were: We completely understood what was before him. [سرگذشت ذوالقرنین و ملت‌ها] این گونه [بود]، و یقینا ما به آنچه [از وسایل و امکانات مادی و معنوی] نزد او بود، احاطه [علمی] داشتیم.///[سرگذشت ذوالقرنین و ملت‌ها] این گونه [بود]، و یقینا ما به آنچه [از وسایل و امکانات مادی و معنوی] نزد او بود، احاطه [علمی] داشتیم.///چنین بود. و ما بر احوال او احاطه داریم.///این گونه بود و ما به آنچه نزد وى [از امکانات‌] بود احاطه داشتیم///این چنین [مى‌رفت‌]، و قطعا به خبرى که پیش او بود احاطه داشتیم.///[سرگذشت ذوالقرنین و ملت‌ها] این‌گونه [بود]، و یقینا ما به آنچه نزد او بود، احاطه داشتیم. [و کارهایش زیر نظر ما بود].///همچنین بود، و البته ما از احوال او کاملا باخبر بودیم.///بدین‌سان از کار و بار او آگاهی داشتیم‌///(آری) اینچنین بود (کار ذو القرنین)! و ما بخوبی از امکاناتی که نزد او بود آگاه بودیم!///چنین و همانا فراگرفتیم بدانچه نزد او است به دانش‌///این چنین (می‌رفت) در حالی‌که به آنچه نزد او بود همانا احاطه‌ی علمی داشتیم. quran_en_fa Then followed he (another) way, سپس [با توسل به وسیله،] راهی را [برای سفر دیگر] دنبال کرد.///سپس [با توسل به وسیله،] راهی را [برای سفر دیگر] دنبال کرد.///باز هم راه را پى گرفت.///باز وسیله‌اى را پى گرفت///باز راهى را دنبال نمود.///سپس [ذوالقرنین براى سفری دیگر] راهی را پی­گرفت.///باز وسیله و رشته‌ای را پی گرفت (و به سمت شمال سفر را ادامه داد).///آنگاه سررشته [کار خود] را دنبال گرفت‌///(باز) از اسباب مهمی (که در اختیار داشت) استفاده کرد …///پس پیروی کرد وسیلتی را///سپس وسیله‌ای (دیگر) را [: از] پی [: خود] آورد. quran_en_fa Until, when he reached (a tract) between two mountains, he found, beneath them, a people who scarcely understood a word. تا زمانی که میان دو کوه رسید، نزد آن دو کوه، قومی را یافت که هیچ سخنی را به آسانی نمی‌فهمیدند.///تا زمانی که میان دو کوه رسید، نزد آن دو کوه، قومی را یافت که هیچ سخنی را به آسانی نمی‌فهمیدند.///تا به میان دو کوه رسید. در پس آن دو کوه مردمى را دید که گویى هیچ سخنى را نمى‌فهمند.///تا وقتى که به میان دو سد (دو کوه) رسید، در کنار آن قومى را یافت که هیچ سخنى را نمى‌فهمیدند///تا وقتى به میان دو سد رسید، در برابر آن دو [سد]، طایفه‌اى را یافت که نمى‌توانستند هیچ زبانى را بفهمند.///تا آن‌گاه که به میان دو کوه رسید، پشت آن دو کوه، مردمى را یافت که گویا هیچ سخنى رانمى‌فهمیدند.///تا چون رسید میان دو سد (دو کوه بین دو کشور در شمال یا جنوب خاک ترکستان) آنجا قومی را یافت که سخنی فهم نمی‌کردند (و سخت وحشی و زبان نفهم بودند)///تا به فاصله میان دو کوه سدآسا رسید و در پیش آن مردمانی را یافت که زبانی نمی‌فهمیدند///(و همچنان به راه خود ادامه داد) تا به میان دو کوه رسید؛ و در کنار آن دو (کوه) قومی را یافت که هیچ سخنی را نمی‌فهمیدند (و زبانشان مخصوص خودشان بود)!///تا گاهی که رسید میان دو بند را یافت نارسیده بدانها گروهی را که نیارند دریابند گفتاری را///تا وقتی به میان آن دو سد رسید (و) در برابر آن دو، طایفه‌ای را یافت که نزدیک نیستند (تا) هیچ سخنی (شایسته‌ی تفکر) را بفهمند. quran_en_fa They said: "O Zul-qarnain! the Gog and Magog (People) do great mischief on earth: shall we then render thee tribute in order that thou mightest erect a barrier between us and them? [آنان با رمز، اشاره و با هر وسیله‌ای که ممکن بود] گفتند: ای ذوالقرنین! یأجوج و مأجوج [با کشتن و غارت و تخریب] در این سرزمین فساد می‌کنند؛ آیا می‌پذیری که ما مزدی برایت قرار دهیم تا میان ما و آنان سدی بسازی؟///[آنان با رمز، اشاره و با هر وسیله‌ای که ممکن بود] گفتند: ای ذوالقرنین! یأجوج و مأجوج [با کشتن و غارت و تخریب] در این سرزمین فساد می‌کنند؛ آیا می‌پذیری که ما مزدی برایت قرار دهیم تا میان ما و آنان سدی بسازی؟///گفتند: اى ذوالقرنین، یأجوج و مأجوج در زمین فساد مى‌کنند. مى‌خواهى خراجى بر خود مقرر کنیم تا تو میان ما و آنها سدى برآورى؟///گفتند: اى ذو القرنین! یأجوج و مأجوج سخت در زمین فساد مى‌کنند، آیا ممکن است براى تو هزینه‌اى قرار دهیم تا میان ما و آنها سدى بسازى///گفتند: «اى ذوالقرنین، یأجوج و مأجوج سخت در زمین فساد مى‌کنند، آیا [ممکن است‌] مالى در اختیار تو قرار دهیم تا میان ما و آنان سدى قرار دهى؟»///گفتند: «اى ذوالقرنین! [قوم] یأجوج و مأجوج در این سرزمین فساد مى‌کنند. آیا اگر ما هزینه را بپردازیم، تو میان ما و آنها سدى مى‌سازى [تا از شرشان ایمن شویم]؟»///آنان گفتند: ای ذوالقرنین، قومی به نام یأجوج و مأجوج در این سرزمین (پشت این کوه) فساد (و خونریزی و وحشیگری) بسیار می‌کنند، آیا چنانچه ما خرج آن را به عهده گیریم سدی میان ما و آنها می‌بندی (که ما از شر آنان آسوده شویم).///گفتند ای ذوالقرنین قوم یاجوج و ماجوج در این سرزمین فتنه و فساد برپا می‌کنند، آیا [می‌خواهی‌] خراجی به تو بپردازیم که بین ما و آنان سدی بسازی؟///(آن گروه به او) گفتند: «ای ذو القرنین یأجوج و مأجوج در این سرزمین فساد می‌کنند؛ آیا ممکن است ما هزینه‌ای برای تو قرار دهیم، که میان ما و آنها سدی ایجاد کنی؟!»///گفتند ای ذوالقرنین همانا یأجوج و مأجوج تبهکاری کنند در زمین آیا بگذاریم برای تو هزینه‌ای بر آنکه بگذاری میان ما و آنان بندی را///گفتند: «ذوالقرنین! یأجوج و مأجوج سخت در زمین افساد کننده‌اند. پس آیا خرجی‌ای در اختیار تو قرار دهیم تا میان ما و آنان سدی قرار دهی‌؟» quran_en_fa He said: "(The power) in which my Lord has established me is better (than tribute): Help me therefore with strength (and labour): I will erect a strong barrier between you and them: گفت: آنچه پروردگارم مرا در آن تمکن و قدرت داده [از مزد شما] بهتر است؛ پس شما مرا با نیرویی یاری دهید [تا] میان شما و آنان سدی سخت و استوار قرار دهم.///گفت: آنچه پروردگارم مرا در آن تمکن و قدرت داده [از مزد شما] بهتر است؛ پس شما مرا با نیرویی یاری دهید [تا] میان شما و آنان سدی سخت و استوار قرار دهم.///گفت: آنچه پروردگار من مرا بدان توانایى داده است بهتر است. مرا به نیروى خویش مدد کنید، تا میان شما و آنها سدى برآورم.///گفت: تمکنى که پروردگارم به من داده بهتر است پس مرا به نیروى خویش کمک دهید تا میان شما و آنها سد [محکمى‌] بسازم///گفت: «آنچه پروردگارم به من در آن تمکن داده، [از کمک مالى شما] بهتر است. مرا با نیرویى [انسانى‌] یارى کنید [تا] میان شما و آنها سدى استوار قرار دهم.»///[ذوالقرنین] گفت: «آنچه پروردگارم در آن به من قدرت داده، [از کمک مالى شما] بهتر است. پس مرا با نیروی خود کمک کنید تا میان شما و آنان سدى محکم بسازم.///ذوالقرنین گفت: تمکن و ثروتی که خدا به من عطا فرموده (از هزینه شما) بهتر است (نیازی به کمک مادی شما ندارم) اما شما با من به قوت بازو کمک کنید (مرد و کارگر از شما، وسایل و هزینه آن با من) تا سدی محکم برای شما بسازم (که به کلی مانع دستبرد آنها شود).///گفت تمکنی که پروردگارم به من داده است بهتر [از خراج شما] است، ولی مرا به نیرو [ی انسانی‌] یاری دهید که بین شما و ایشان حایلی بسازم‌///(ذو القرنین) گفت: «آنچه پروردگارم در اختیار من گذارده، بهتر است (از آنچه شما پیشنهاد می‌کنید)! مرا با نیرویی یاری دهید، تا میان شما و آنها سد محکمی قرار دهم!///گفت آنچه فرمانروا کرده است مرا در آن پروردگارم بهتر است پس کمک دهیدم به نیروئی تا بنهم میان شما و ایشان بندی انبوه را///گفت: «آنچه پروردگارم به من در آن تمکن داده (از کمک مالی شما) بهتر است. (تنها) مرا با نیرویی (جسمانی) یاری کنید تا میان شما و آنان سدی آهنین قرار دهم.» quran_en_fa "Bring me blocks of iron." At length, when he had filled up the space between the two steep mountain-sides, He said, "Blow (with your bellows)" Then, when he had made it (red) as fire, he said: "Bring me, that I may pour over it, molten lead." برای من قطعه‌های [بزرگ] آهن بیاورید [و در شکاف این دو کوه بریزید، پس آوردند و ریختند] تا زمانی که میان آن دو کوه را هم سطح و برابر کرد، گفت: [در کوره‌ها] بدمید تا وقتی که آن [قطعه‌های آهن] را چون آتش سرخ کرد. گفت: برایم مس گداخته شده بیاورید تا روی آن بریزم.///برای من قطعه‌های [بزرگ] آهن بیاورید [و در شکاف این دو کوه بریزید، پس آوردند و ریختند] تا زمانی که میان آن دو کوه را هم سطح و برابر کرد، گفت: [در کوره‌ها] بدمید تا وقتی که آن [قطعه‌های آهن] را چون آتش سرخ کرد. گفت: برایم مس گداخته شده بیاورید تا روی آن بریزم.///براى من تکه‌هاى آهن بیاورید. چون میان آن دو کوه انباشته شد، گفت: بدمید. تا آن آهن را بگداخت. و گفت: مس گداخته بیاورید تا بر آن ریزم.///پاره‌هاى آهن براى من بیاورید. تا آن‌گاه که میان دو کوه را [انباشت و] برابر نمود، گفت: [در آن‌] بدمید. تا آن وقت که آن را سرخ و گداخته کرد، گفت: حالا مس مذاب برایم بیاورید تا روى آن بریزم///براى من قطعات آهن بیاورید، تا آنگاه که میان دو کوه برابر شد، گفت: «بدمید» تا وقتى که آن [قطعات‌] را آتش گردانید، گفت: «مس گداخته برایم بیاورید تا روى آن بریزم.»///براى من پاره‌هاى آهن بیاورید [و در شکاف این دو کوه بریزید.]» تا آن‌گاه که میان دو کوه هم سطح و برابر شد. آن‌گاه گفت: «[اینک آتش بیفروزید و در کوره‌ها] بدمید.» تا وقتى که آن‌ها را [مانند] آتشى [سرخ] گرداند. گفت: «[اکنون] مس گداخته بیاورید تا روى آهن‌ها [ی مذاب] بریزم.»///برایم قطعات آهن بیاورید. (آن‌گاه دستور داد که زمین را تا به آب بکنند و از عمق زمین تا مساوی دو کوه از سنگ و آهن دیواری بسازند) تا چون میان آن دو کوه را برابر ساخت گفت: در آتش بدمید؛ تا چون آهن را بسان آتش بگداخت، گفت: برایم مس گداخته آورید تا بر آن فرو ریزم.///[آنگاه که شالوده را ریختند گفت] برایم پاره‌های آهن بیاورید [و برهم بینبارید] تا آنکه بین دو کوه را انباشت و همسطح ساخت گفت [در کوره‌های آتش‌] بدمید [و دمیدند] تا آنکه آن [آهن‌] را [گداخته و] آتش گونه ساخت گفت اینک برایم روی گداخته بیاورید تا بر آن بریزم‌///قطعات بزرگ آهن برایم بیاورید (و آنها را روی هم بچینید)!» تا وقتی که کاملا میان دو کوه را پوشانید، گفت: «(در اطراف آن آتش بیفروزید، و) در آن بدمید!» (آنها دمیدند) تا قطعات آهن را سرخ و گداخته کرد، و گفت: «(اکنون) مس مذاب برایم بیاورید تا بر روی آن بریزم!»///بیارید مرا خرده‌های آهن تا گاهی که یکسان شد میان دو کوه گفت بدهید تا گاهی که گردانیدش آتش گفت بیارید مرا بریزم بر آن آهن یا مس گداخته را///«برایم قطعات بزرگ آهن بیاورید.» (آوردند) تا آن‌گاه که میان دو قله‌ی کوه برابر شد. گفت: «بدمید تا وقتی که آن قطعات را آتش گردانید.» (پس) گفت: «مس گداخته برایم بیاورید تا روی آن بریزم.» quran_en_fa Thus were they made powerless to scale it or to dig through it. [هنگامی که سد ساخته شد] یأجوج و مأجوج نتوانستند بر آن بالا روند، و نتوانستند در آن رخنه‌ای وارد کنند.///[هنگامی که سد ساخته شد] یأجوج و مأجوج نتوانستند بر آن بالا روند، و نتوانستند در آن رخنه‌ای وارد کنند.///نه توانستند از آن بالا روند و نه در آن سوراخ کنند.///پس نتوانستند از آن سد بالا روند و نتوانستند آن را سوراخ کنند/// [در نتیجه، اقوام وحشى‌] نتوانستند از آن [مانع‌] بالا روند و نتوانستند آن را سوراخ کنند.///[چنان سدی ساخته شد که قوم یأجوج و مأجوج] نتوانستند از آن بالا روند و نتوانستند در آن رخنه‌اى پدید آورند.///از آن پس آن قوم نه هرگز بر بالای آن سد شدن و نه بر شکستن آن سد و رخنه در آن توانایی یافتند.///[سد سکندری ساخته شد و یاجوج و ماجوج‌] نتوانستند بر آن دست یابند و نتوانستند در آن رخنه کنند///(سرانجام چنان سد نیرومندی ساخت) که آنها [= طایفه یأجوج و مأجوج‌] قادر نبودند از آن بالا روند؛ و نمی‌توانستند نقبی در آن ایجاد کنند.///پس نتوانستند چیره شوند بر آن و نتوانستندش سوراخ‌کردن را///پس [: یأجوج و مأجوج] نتوانستند از آن بالا بروند و (هم) نتوانستند آن را سوراخی کنند. quran_en_fa He said: "This is a mercy from my Lord: But when the promise of my Lord comes to pass, He will make it into dust; and the promise of my Lord is true." [ذوالقرنین پس از پایان یافتن کار سد] گفت: این رحمتی است از پروردگار من، ولی زمانی که وعده پروردگارم فرا رسد، آن را درهم کوبد [و به صورت خاکی مساوی با زمین قرار دهد]، و وعده پروردگارم حق است.///[ذوالقرنین پس از پایان یافتن کار سد] گفت: این رحمتی است از پروردگار من، ولی زمانی که وعده پروردگارم فرا رسد، آن را درهم کوبد [و به صورت خاکی مساوی با زمین قرار دهد]، و وعده پروردگارم حق است.///گفت: این رحمتى بود از جانب پروردگار من؛ و چون وعده پروردگار من در رسد، آن را زیر و زبر کند و وعده پروردگار من راست است.///گفت: این [سدسازى‌] رحمتى از جانب پروردگار من است، ولى چون وعده‌ى پروردگارم فرا رسد آن [سد] را در هم کوبد، و وعده‌ى پروردگار من حق است///گفت: «این رحمتى از جانب پروردگار من است، و [لى‌] چون وعده پروردگارم فرا رسد، آن [سد] را درهم کوبد، و وعده پروردگارم حق است.»///[ذوالقرنین] گفت: «این، رحمت بزرگى از پروردگار من است [و تا موعد مقرر پابرجاست]، پس هرگاه وعده‌ى پروردگار من فرارسد، آن [سد] را در هم مى‌کوبد. و وعده‌ى پروردگارم حق است.»///ذو القرنین گفت که این (قدرت و تمکن بر بستن سد) لطف و رحمتی از خدای من است و آن‌گاه که وعده خدای من فرا رسد (که روز قیامت یا روز ظهور حضرت ولی الله اعظم است) آن سد را متلاشی و هموار با زمین گرداند و البته وعده خدای من محقق و راست است.///گفت این رحمتی از سوی پروردگار من است چون وعده پروردگارم [قیامت‌] فرارسد، آن را پخش و پریشان کند و وعده پروردگار من حق است‌///(آنگاه) گفت: «این از رحمت پروردگار من است! اما هنگامی که وعده پروردگارم فرا رسد، آن را در هم می‌کوبد؛ و وعده پروردگارم حق است!»///گفت این است رحمتی از پروردگارم تا گاهی بیاید وعده پروردگارم بگرداندش خرد و بوده است وعده پروردگارم درست‌///(ذوالقرنین) گفت: «این رحمتی بزرگ از (جانب) پروردگار من است. پس هنگامی‌که وعده‌ی پروردگارم فرا رسد، آن سد را از هم فرو پاشد. و وعده‌ی هراسناک پروردگارم حق بوده است.» quran_en_fa On that day We shall leave them to surge like waves on one another: the trumpet will be blown, and We shall collect them all together. و در آن روز که برخی با برخی دیگر درهم و مخلوط، موج می‌زنند، رهایشان می‌کنیم و در صور دمیده شود، پس همه آنان را [در عرصه قیامت] گرد می‌آوریم.///و در آن روز که برخی با برخی دیگر درهم و مخلوط، موج می‌زنند، رهایشان می‌کنیم و در صور دمیده شود، پس همه آنان را [در عرصه قیامت] گرد می‌آوریم.///و در آن روز واگذاریم تا چون موج روان گردند، و چون در صور دمیده شود همه را یکجا گرد آوریم.///و در آن روز آنها را چنان رها کنیم که در یکدیگر موج زنند، و همین که در صور دمیده شد آنها را چنان که باید جمع مى‌کنیم///و در آن روز آنان را رها مى‌کنیم تا موج‌آسا بعضى با برخى درآمیزند و [همین که‌] در صور دمیده شود، همه آنها را گرد خواهیم آورد.///و در آن روز [پایان جهان]، مردم را رها مى‌کنیم تا بعضى در بعضى همچون موج درآمیزند، و [چون] در صور دمیده شود، همه را یکجا گرد خواهیم آورد.///و روز آن وعده که فرا رسد (طایفه یأجوج و مأجوج یا) همه خلایق محشر چون موج مضطرب و سرگردان باشند و درهم آمیزند، و نفخه صور دمیده شود و همه خلق را در صحرای قیامت جمع آریم.///و آن روز آنان را رها کنیم که در هم و برهم شوند، [و آنگاه‌] در صور دمیده شود و آنان را چنانکه باید گرد آوریم‌///و در آن روز (که جهان پایان می‌گیرد)، ما آنان را چنان رها می‌کنیم که درهم موج می‌زنند؛ و در صور [= شیپور] دمیده می‌شود؛ و ما همه را جمع می‌کنیم!///و گذاردیم گروهی از ایشان را در آن روز موج زنند در گروهی و دمیده شد در صور پس گردشان آوردیم گردآوردنی‌///و (در آن روز) آنان را رها کنیم، تا موج‌آسا بعضی با بعضی دیگر درآمیزند، و در صور [: بوق جان‌افزا] دمیده شود. پس همه‌ی آنها را گرد (هم) آوریم. quran_en_fa And We shall present Hell that day for Unbelievers to see, all spread out,- و دوزخ را در آن روز [به صورتی بسیار ترسناک] برای کافران آشکار می‌کنیم.///و دوزخ را در آن روز [به صورتی بسیار ترسناک] برای کافران آشکار می‌کنیم.///و در آن روز جهنم را به کافران، چنان که باید، نشان خواهیم داد:///و آن روز جهنم را چنان که باید بر کافران عرضه مى‌کنیم///و آن روز، جهنم را آشکارا به کافران بنماییم.///و آن روز، دوزخ را چنان که باید، بر کافران عرضه خواهیم کرد.///و در آن روز دوزخ را (که انکار می‌کردند) آشکار به کافران بنماییم.///و در آن روز جهنم را بر کافران چنانکه باید و شاید بنمایانیم‌///در آن روز، جهنم را بر کافران عرضه می‌داریم!///و عرض کردیم دوزخ را آن روز بر کافران عرض‌کردنی‌///و آن روز، جهنم را آشکارا به کافران بنمایانیم. quran_en_fa (Unbelievers) whose eyes had been under a veil from remembrance of Me, and who had been unable even to hear. همان کسانی که دیده [بصیرت] شان از یاد من در پرده [غفلت] بود، و نمی‌توانستند [سخن خدا را] بشنوند.///همان کسانی که دیده [بصیرت] شان از یاد من در پرده [غفلت] بود، و نمی‌توانستند [سخن خدا را] بشنوند.///آن کسان که دیدگانشان از یاد من در حجاب بوده و توان شنیدن نداشته‌اند.///همان کسانى که چشمانشان از یاد من در پرده بود و توانایى شنیدن [حق را] نداشتند/// [به‌] همان کسانى که چشمان [بصیرت‌] شان از یاد من در پرده بود، و توانایى شنیدن [حق‌] نداشتند.///آنان که چشمانشان از یاد من در پرده‌ى غفلت بود و [از شدت تعصب و لجاجت،] توان شنیدن [سخن حق را] نداشتند.///آن کافرانی که بر چشم (قلب) شان پرده (غفلت) بود و از یاد من غافل بودند و (از فرط هوای نفس) هیچ توانایی بر شنیدن (آیات و کلمه الهی) نداشتند.///همان کسانی که دیدگانشان در پرده [غفلت‌] از آیات من بود، و نمی‌توانستند [حق را] بشنوند///همانها که پرده‌ای چشمانشان را از یاد من پوشانده بود، و قدرت شنوایی نداشتند!///آنان که بود دیدگانشان در پرده از یاد من و بودند نمی‌توانستند شنیدن را///(به) همانان که چشمان (بصیرت) شان از یاد من غرق در پرده‌ای (ضخیم) بود، و هرگز توان شنیدن (حق) را نداشتند. quran_en_fa Do the Unbelievers think that they can take My servants as protectors besides Me? Verily We have prepared Hell for the Unbelievers for (their) entertainment. آیا کسانی که کافرند، پنداشته‌اند که بندگانم را، به جای من سرپرستان خود می‌گیرند [برای آنان در دنیا و آخرت کاری انجام می‌دهند؟! چنین نیست قطعا] ما دوزخ را برای پذیرایی کافران آماده کرده‌ایم.///آیا کسانی که کافرند، پنداشته‌اند که بندگانم را، به جای من سرپرستان خود می‌گیرند [برای آنان در دنیا و آخرت کاری انجام می‌دهند؟! چنین نیست قطعا] ما دوزخ را برای پذیرایی کافران آماده کرده‌ایم.///آیا کافران پندارند که به جاى من بندگان مرا به خدایى گیرند؟ ما جهنم را آماده ساخته‌ایم تا منزلگاه کافران باشد.///آیا کسانى که کافر شدند پنداشته‌اند که مى‌توانند به جاى من بندگانم را سرپرست بگیرند؟ ما جهنم را براى پذیرایى کافران آماده کرده‌ایم///آیا کسانى که کفر ورزیده‌اند، پنداشته‌اند که [مى‌توانند] به جاى من، بندگانم را سرپرست بگیرند؟ ما جهنم را آماده کرده‌ایم تا جایگاه پذیرایى کافران باشد.///آیا آنان که کفر ورزیدند، پنداشتند که [اگر] بندگان مرا به جاى من به سرپرستى بگیرند، [آنها را سود مى‌بخشد؟ هرگز!] قطعا ما جهنم را براى پذیرایى از کافران آماده کرده‌ایم.///آیا کافران پندارند که بندگان من (چون فرشتگان و حضرت مسیح) را به جای من دوست و یاور خود می‌گیرند؟! ما برای کافران دوزخ را منزلگاه قرار داده‌ایم.///آیا کافران پنداشته‌اند که بندگان مرا [به ناحق‌] به جای من به دوستی بگیرند، [باید بدانند که‌] ما جهنم را چون منزلگاهی برای کافران آماده کرده‌ایم‌///آیا کافران پنداشتند می‌توانند بندگانم را به جای من اولیای خود انتخاب کنند؟! ما جهنم را برای پذیرایی کافران آماده کرده‌ایم!///آیا پنداشتند آنان که کفر ورزیدند که برگیرند بندگانم را جز من دوستانی همانا آماده کردیم دوزخ را برای کافران پیشکشی‌///آیا پس کسانی که کفر ورزیدند، پنداشتند که به جای من، بندگانم را سرپرست برگیرند؟ ما بی‌گمان جهنم را برای کافران آماده کرده‌ایم. quran_en_fa Say: "Shall we tell you of those who lose most in respect of their deeds?- بگو: آیا شما را از زیانکارترین مردم از جهت عمل آگاه کنم؟///بگو: آیا شما را از زیانکارترین مردم از جهت عمل آگاه کنم؟///بگو: آیا شما را آگاه کنیم که کردار چه کسانى بیش از همه به زیانشان بود؟///بگو: آیا شما را از آنها که در کردار زیانکارترند آگاه سازیم///بگو: «آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه گردانم؟»///بگو: «آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه کنیم؟///بگو که آیا می‌خواهید شما را بر زیانکارترین مردم آگاه سازیم؟///بگو آیا از زیانکارترین انسانها آگاهتان کنیم؟///بگو: «آیا به شما خبر دهیم که زیانکارترین (مردم) در کارها، چه کسانی هستند؟///بگو آیا آگهیتان دهم به زیانکارتران در کردار///بگو: «آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه گردانیم‌؟» quran_en_fa "Those whose efforts have been wasted in this life, while they thought that they were acquiring good by their works?" [آنان] کسانی هستند که کوششان در زندگی دنیا به هدر رفته [و گم شده است] در حالی که خود می‌پندارند، خوب عمل می‌کنند.///[آنان] کسانی هستند که کوششان در زندگی دنیا به هدر رفته [و گم شده است] در حالی که خود می‌پندارند، خوب عمل می‌کنند.///آنهایى که کوششان در زندگى دنیا تباه شد و مى‌پنداشتند کارى نیکو مى‌کنند.///کسانى هستند که سعیشان در زندگى دنیا هدر رفته و با این حال مى‌پندارند که کار نیک انجام مى‌دهند/// [آنان‌] کسانى‌اند که کوشش‌شان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود مى‌پندارند که کار خوب انجام مى‌دهند.///آنان که در زندگى دنیا تلاششان [به هدر رفته، و] گم و نابود مى‌شود، در حالى که مى‌پندارند کار شایسته و نیک انجام مى‌دهند.»///(زیانکارترین مردم) آنها هستند که (عمر و) سعی‌شان در راه دنیای فانی تباه گردید و به خیال باطل می‌پنداشتند که نیکوکاری می‌کنند.///کسانی‌ [اند] که کوشش آنان در راه زندگانی دنیا، نقش بر آب شده است و ایشان چنین می‌انگارند که نیکو کردارند///آنها که تلاشهایشان در زندگی دنیا گم (و نابود) شده؛ با این حال، می‌پندارند کار نیک انجام می‌دهند!»///آنان که تباه شده است کوشش ایشان در زندگانی دنیا و می‌پندارند که ایشان نکو می‌کنند عمل را///کسانی که کوشش‌شان در (ژرفای) زندگی دنیا گم گشته، حال آنکه می‌پندارند کاری خوب انجام می‌دهند. quran_en_fa They are those who deny the Signs of their Lord and the fact of their having to meet Him (in the Hereafter): vain will be their works, nor shall We, on the Day of Judgment, give them any weight. آنان کسانی هستند که آیات پروردگارشان و دیدار [قیامت و محاسبه اعمال] را به وسیله او منکر شدند، در نتیجه اعمالشان تباه و بی اثر شده است، پس روز قیامت میزانی برای [محاسبه اعمال] آنان برپا نمی‌کنیم.///آنان کسانی هستند که آیات پروردگارشان و دیدار [قیامت و محاسبه اعمال] را به وسیله او منکر شدند، در نتیجه اعمالشان تباه و بی اثر شده است، پس روز قیامت میزانی برای [محاسبه اعمال] آنان برپا نمی‌کنیم.///آنان به آیات پروردگارشان و به ملاقات با او ایمان نیاوردند، پس اعمالشان ناچیز شد و ما در روز قیامت برایشان منزلتى قائل نیستیم.///آنان کسانى‌اند که آیات پروردگارشان و لقاى او را انکار کردند، در نتیجه اعمالشان تباه گردید و روز قیامت براى آنها میزانى برپا نمى‌کنیم/// [آرى،] آنان کسانى‌اند که آیات پروردگارشان و لقاى او را انکار کردند، در نتیجه اعمالشان تباه گردید، و روز قیامت براى آنها [قدر و] ارزشى نخواهیم نهاد.///آنان، کسانى هستند که به آیات پروردگارشان و دیدار او [در قیامت] کفر ورزیدند، پس کارهایشان تباه و نابود شد. ما براى آنان در قیامت، میزانى برپا نخواهیم کرد، [چون کارشان ارزشى ندارد تا نیاز به میزان باشد.]///همین دنیا طلبانند که به آیات خدای خود کافر شدند و (روز) ملاقات خدا را انکار کردند، لذا اعمالشان همه تباه گشته و روز قیامت آنها را هیچ وزن و ارزشی نخواهیم داد.///اینان کسانی هستند که آیات پروردگارشان و لقای او را انکار کرده‌اند، و اعمالشان تباه شده، لذا روز قیامت وزنی برای آنان قائل نیستیم‌///آنها کسانی هستند که به آیات پروردگارشان و لقای او کافر شدند؛ به همین جهت، اعمالشان حبط و نابود شد! از این رو روز قیامت، میزانی برای آنها برپا نخواهیم کرد!///آنانند که کفر ورزیدند به آیتهای پروردگار خویش و ملاقات او پس تباه شد اعمال ایشان پس بپای نداریم برای آنان روز قیامت وزنی (ترازوئی) را///ایشان کسانی‌اند که آیات پروردگارشان و لقای او را انکار کردند؛ در نتیجه اعمالشان تباه گردید. پس روز قیامت برایشان هیچ وزنی (: میزانی) به پا نخواهیم داشت. quran_en_fa That is their reward, Hell, because they rejected Faith, and took My Signs and My Messengers by way of jest. این است [وضع و حال زیانکاران] به سبب آنکه کفر ورزیدند و آیات من و پیامبرانم را به مسخره گرفتند.///این است [وضع و حال زیانکاران] به سبب آنکه کفر ورزیدند و آیات من و پیامبرانم را به مسخره گرفتند.///همچنین کیفر آنان به سبب کفرشان و نیز بدان سبب که آیات و پیامبران مرا مسخره مى‌کردند، جهنم است.///این است سزایشان که همان جهنم است، چرا که کافر شدند و آیات من و پیامبرانم را به ریشخند گرفتند///این جهنم سزاى آنان است، چرا که کافر شدند و آیات من و پیامبرانم را به ریشخند گرفتند.///این است که کیفر آنان دوزخ است، به خاطر کفرى که ورزیدند و آیات من و فرستادگانم را به مسخره گرفتند.///این است که اینان چون کافر شده و آیات و پیمبران مرا استهزاء کردند به آتش دوزخ کیفر خواهند یافت.///این چنین است که به خاطر کفری که ورزیده‌اند و آیات و پیامبران مرا به ریشخند گرفته‌اند، جزای آنان جهنم است‌///(آری،) این گونه است! کیفرشان دوزخ است، بخاطر آنکه کافر شدند، و آیات من و پیامبرانم را به سخریه گرفتند!///این است پاداش ایشان دوزخ بدانچه کفر ورزیدند و برگرفتند آیتهای مرا و پیمبران مرا ریشخند///این (جهنم) سزای آنان است، در پیامد (اینکه) کافر شدند، و آیات من و پیامبرانم را به مسخره گرفتند. quran_en_fa As to those who believe and work righteous deeds, they have, for their entertainment, the Gardens of Paradise, مسلما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، بهشت‌های فردوس جای پذیرایی آنان است.///مسلما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، بهشت‌های فردوس جای پذیرایی آنان است.///کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند مهمانسرایشان باغهاى فردوس است.///بى‌گمان کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کردند باغ‌هاى فردوس جاى پذیرایى آنهاست///بى‌گمان کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، باغهاى فردوس جایگاه پذیرایى آنان است.///یقینا آنان که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند، بهشت برین منزلگاه پذیرایى آنهاست.///آنان که به خدا ایمان آورده و نیکوکار شدند البته آنها در بهشت فردوس منزل خواهند یافت.///بی‌گمان منزلگاه کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، باغهای فردوس است‌///اما کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، باغهای بهشت برین محل پذیرایی آنان خواهد بود.///همانا آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند بوده است ایشان را باغهای بهشت پیشکشی‌///بی‌گمان کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته‌ (ی ایمان) کردند، باغ‌های سردرهم فردوس جایگاه پذیرایی آنان بوده است. quran_en_fa Wherein they shall dwell (for aye): no change will they wish for from them. در آن جاودانه‌اند و از آن درخواست انتقال به جای دیگر نمی‌کنند.///در آن جاودانه‌اند و از آن درخواست انتقال به جای دیگر نمی‌کنند.///در آنجا جاویدانند و هرگز هواى انتقال نکنند.///در آن جاودانه باشند و از آن جا انتقال نطلبند///جاودانه در آن خواهند بود، و از آنجا درخواست انتقال نمى‌کنند.///همواره در آن جاودانه‌اند و درخواست دگرگونى و جابه‌جایى نمى‌کنند.///همیشه در آن بهشت ابد منزل یافته و هرگز از آنجا انتقال نخواهند یافت.///که جاودانه در آنند [و] از آنجا گرایش به هیچ جا ندارند///آنها جاودانه در آن خواهند ماند؛ و هرگز تقاضای نقل مکان از آن جا نمی‌کنند!///جاودانند در آن نجویند از آن جابجاشدن را///جاودانه در آن خواهند بود (و) از آنجا درخواست انتقال و تحولی (به جایی دیگر) نکنند. quran_en_fa Say: "If the ocean were ink (wherewith to write out) the words of my Lord, sooner would the ocean be exhausted than would the words of my Lord, even if we added another ocean like it, for its aid." بگو: اگر دریا برای [نوشتن] کلمات پروردگارم [که مخلوقات او هستند] مرکب شود، پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان یابد، یقینا دریا پایان می‌یابد، و اگرچه مانند آن دریا را به کمک بیاوریم.///بگو: اگر دریا برای [نوشتن] کلمات پروردگارم [که مخلوقات او هستند] مرکب شود، پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان یابد، یقینا دریا پایان می‌یابد، و اگرچه مانند آن دریا را به کمک بیاوریم.///بگو: اگر دریا براى نوشتن کلمات پروردگار من مرکب شود، دریا به پایان مى‌رسد و کلمات پروردگار من به پایان نمى‌رسد، هر چند دریاى دیگرى به مدد آن بیاوریم.///بگو: اگر دریا براى [ثبت‌] کلمات پروردگارم مرکب مى‌گشت، بى‌شک دریا تمام مى‌شد پیش از آن که کلمات پروردگارم تمام شود، هر چند دریاى دیگرى نیز کمک بیاوریم///بگو: «اگر دریا براى کلمات پروردگارم مرکب شود، پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان پذیرد، قطعا دریا پایان مى‌یابد، هر چند نظیرش را به مدد [آن‌] بیاوریم.»///بگو: «اگر دریا براى [نوشتن] کلمات پروردگارم مرکب شود، پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان پذیرد، [آب] دریا تمام مى‌شود، هر چند دریایى همانند آن را به کمک آوریم.»///بگو که اگر دریا برای (نوشتن) کلمات پروردگار من مرکب شود پیش از آنکه کلمات پروردگارم به آخر رسد دریا خشک خواهد شد هر چند دریایی دیگر باز ضمیمه آن کنیم (یعنی عوالم وجود که کلمات تکوینی الهی است بی‌حد و نامتناهی است).///بگو اگر دریا برای [نوشتن‌] کلمات پروردگارم مرکب باشد، بی‌شک آن دریا، پیش از به پایان رسیدن کلمات پروردگارم، به پایان می‌رسد، ولو آنکه مددی همانند آن به میان آوریم‌///بگو: «اگر دریاها برای (نوشتن) کلمات پروردگارم مرکب شود، دریاها پایان می‌گیرد. پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان یابد؛ هر چند همانند آن (دریاها) را کمک آن قرار دهیم!»///بگو اگر می‌شد دریا مدادی برای سخنان پروردگارم همانا پایان می‌یافت دریا پیش از آنکه پایان یابند سخنان پروردگارم و هر چند بیاریم همانند آن کمک را///بگو: «اگر دریا برای نبشتن کلمات پروردگارم مرکب بود، پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان پذیرد، بی‌گمان دریا پایان می‌یافت هر چند نظیرش را به مدد (ش) بیاوریم.» quran_en_fa Say: "I am but a man like yourselves, (but) the inspiration has come to me, that your Allah is one Allah: whoever expects to meet his Lord, let him work righteousness, and, in the worship of his Lord, admit no one as partner. بگو: جز این نیست که من هم بشری مانند شمایم که به من وحی می‌شود که معبود شما فقط خدای یکتاست؛ پس کسی که دیدار [پاداش و مقام قرب] پروردگارش را امید دارد، پس باید کاری شایسته انجام دهد و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نکند.///بگو: جز این نیست که من هم بشری مانند شمایم که به من وحی می‌شود که معبود شما فقط خدای یکتاست؛ پس کسی که دیدار [پاداش و مقام قرب] پروردگارش را امید دارد، پس باید کاری شایسته انجام دهد و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نکند.///بگو: من انسانى هستم همانند شما. به من وحى مى‌شود. هرآینه خداى شما خدایى است یکتا. هر کس دیدار پروردگار خویش را امید مى‌بندد، باید کردارى شایسته داشته باشد و در پرستش پروردگارش هیچ کس را شریک نسازد.///بگو: جز این نیست که من بشرى مثل شما هستم [با این تفاوت‌] که به من وحى مى‌شود که خداى شما خدایى یگانه است. پس هر کس به لقاى پروردگارش امید دارد باید عمل شایسته کند و کسى را در عبادت پروردگارش شریک نسازد///بگو: «من هم مثل شما بشرى هستم و [لى‌] به من وحى مى‌شود که خداى شما خدایى یگانه است. پس هر کس به لقاى پروردگار خود امید دارد باید به کار شایسته بپردازد، و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نسازد.»///بگو: «بی‌گمان من بشرى همچون شمایم، [جز اینکه] به من وحى مى‌شود که خداى شما خداى یگانه است. پس هر که به دیدار پروردگارش امید و ایمان دارد، کارى شایسته کند و هیچ‌کس را در عبادت پروردگارش شریک نسازد.»///بگو: جز این نیست که من مانند شما بشری هستم (دعوی احاطه به جهان‌های نامتناهی و کلیه کلمات الهی نکنم، تنها فرق من با شما این است) که به من وحی می‌رسد که خدای شما خدای یکتاست، پس هر کس به لقای (رحمت) پروردگارش امیدوار است باید نیکوکار شود و هرگز در پرستش خدایش احدی را با او شریک نگرداند.///بگو من بشری همانند شما هستم، با این تفاوت که به من وحی می‌شود که خدای شما خدای یگانه است، حال هر آن کس که امید در لقای پروردگارش بسته است، کار نیکو پیشه کند و در پرستش پروردگارش کسی را شریک نیاورد///بگو: «من فقط بشری هستم مثل شما؛ (امتیازم این است که) به من وحی می‌شود که تنها معبودتان معبود یگانه است؛ پس هر که به لقای پروردگارش امید دارد، باید کاری شایسته انجام دهد، و هیچ کس را در عبادت پروردگارش شریک نکند!///بگو جز این نیست که من بشری هستم مانند شما وحی می‌شود به سویم که خدای شما است خداوند یکتا پس آنکه امید دارد ملاقات پروردگار خویش را باید بکند کرداری شایسته و شریک نگرداند به پرستش پروردگار خویش کسی را///بگو: «من تنها بشری همانند شمایم. (اما) به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی یگانه است. پس هر کس به لقای پروردگار خود امید دارد، باید کاری شایسته کند و هیچ کس را، در پرستش پروردگارش (با او) شریک نسازد.» quran_en_fa Kaf. Ha. Ya. 'Ain. Sad. کهیعص///کهیعص///کاف، ها، یا، عین، صاد.///کاف، ها، یا، عین، صاد///کاف، ها، یا، عین، صاد.///کاف، ها، یا، عین، صاد.///کهیعص (این حروف رموز و اسراری است در میان خدا و رسول صلی الله علیه و آله و سلم).///کهیعص‌///کهیعص‌///کهیعص‌///کهیعص‌ quran_en_fa (This is) a recital of the Mercy of thy Lord to His servant Zakariya. [آیاتی که بر تو خوانده می‌شود] یاد رحمت پروردگارت بر بنده‌اش زکریاست.///[آیاتی که بر تو خوانده می‌شود] یاد رحمت پروردگارت بر بنده‌اش زکریاست.///بیان بخشایش پروردگارت بر بنده خود زکریا است.///این، یاد کرد رحمت پروردگار تو در باره‌ى بنده‌اش زکریاست/// [این‌] یادى از رحمت پروردگار تو [در باره‌] بنده‌اش زکریاست.///[این آیات،] یادى است از لطف پروردگارت به بنده‌اش زکریا.///در این آیات پروردگار تو از رحمتش بر بنده خاص خود زکریا سخن می‌گوید.///[کاف‌ها یا عین صاد] این بیان رحمت پروردگارت در حق بنده‌اش زکریاست‌///(این) یادی است از رحمت پروردگار تو نسبت به بنده‌اش زکریا …///یادی از رحمت پروردگار تو به بنده خویش زکریا///(این) یادی است از رحمت پروردگارت، بنده‌اش زکریا را. quran_en_fa Behold! he cried to his Lord in secret, هنگامی که پروردگارش را با دعایی پنهان خواند،///هنگامی که پروردگارش را با دعایی پنهان خواند،///آنگاه که پروردگارش را در نهان ندا داد.///آن‌گاه که [زکریا] پروردگارش را به آواى آهسته ندا کرد///آنگاه که [زکریا] پروردگارش را آهسته ندا کرد.///هنگامی که پروردگارش را با ندایى پنهان خواند.///(یاد کن حکایت او را) وقتی که خدای خود را پنهانی (و از صمیم قلب) ندا کرد.///چنین بود که به ندایی خاموش پروردگارش را به دعا خواند///در آن هنگام که پروردگارش را در خلوتگاه (عبادت) پنهان خواند …///هنگامی که خواند پروردگار خود را خواندی آهسته (نهانی)///چون پروردگارش را ندا (و آوا) یی پنهانی در داد. quran_en_fa Praying: "O my Lord! infirm indeed are my bones, and the hair of my head doth glisten with grey: but never am I unblest, O my Lord, in my prayer to Thee! گفت: پروردگارا! به راستی استخوانم سست شده و [موی] سرم از پیری سپید گشته، و پروردگارا! هیچ گاه درباره دعا به پیشگاهت [از اجابت] محروم و بی بهره نبودم.///گفت: پروردگارا! به راستی استخوانم سست شده و [موی] سرم از پیری سپید گشته، و پروردگارا! هیچ گاه درباره دعا به پیشگاهت [از اجابت] محروم و بی بهره نبودم.///گفت: اى پروردگار من، استخوان من سست گشته و سرم از پیرى سفید شده است و هرگز در دعا به درگاه تو، اى پروردگار من، بى‌بهره نبوده‌ام.///گفت: پروردگارا! استخوانم سست و سرم از پیرى سپید گشته است و هرگز در دعاى تو- اى پروردگار من- [از اجابت‌] بى‌بهره نبوده‌ام///گفت: «پروردگارا، من استخوانم سست گردیده و [موى‌] سرم از پیرى سپید گشته، و -اى پروردگار من- هرگز در دعاى تو ناامید نبوده‌ام.»///[زکریا] گفت: «پروردگارا! به راستی استخوانم سست، و [موى] سرم از پیرى، سپید شده است. و پروردگارا! من هرگز در دعا به پیشگاهت [از اجابت] محروم نبوده‌ام.///عرض کرد که پروردگارا، استخوان من سست گشت و فروغ پیری بر سرم بتافت و با وجود این من از دعا به درگاه کرم تو خود را هرگز محروم ندانسته‌ام.///گفت پروردگارا استخوانم سستی گرفته و برف پیری بر سرم نشسته است، و پروردگارا هرگز در دعای تو سخت دل نبوده‌ام‌///گفت: «پروردگارا! استخوانم سست شده؛ و شعله پیری تمام سرم را فراگرفته؛ و من هرگز در دعای تو، از اجابت محروم نبوده‌ام!///گفت پروردگارا همانا سست شد استخوان از من و درخشید مرا سر به پیری و نبودم به خواندن تو پروردگار را تیره‌بخت‌///گفت: «پروردگارم! من استخوانم به‌راستی سست گردیده و (موی) سرم از پیری شعله‌ور (و سپید) شده. پروردگارم! من هرگز به درخواست (از) تو سنگدل نبوده‌ام.» quran_en_fa "Now I fear (what) my relatives (and colleagues) (will do) after me: but my wife is barren: so give me an heir as from Thyself,- و همانا من پس از خود از خویشاوندانم بیمناکم، و همسرم [از شروع زندگی] نازا بوده است، پس مرا از سوی خود فرزندی عطا کن.///و همانا من پس از خود از خویشاوندانم بیمناکم، و همسرم [از شروع زندگی] نازا بوده است، پس مرا از سوی خود فرزندی عطا کن.///من پس از مرگ خویش، از خویشاوندانم بیمناکم و زنم نازاینده است. مرا از جانب خود فرزندى عطا کن،///و من پس از خود، از بستگانم [نسبت به حفظ آیین تو] بیمناکم، و زنم نازاست، پس مرا از جانب خود فرزندى عطا کن///و من پس از خویشتن از بستگانم بیمناکم و زنم نازاست، پس از جانب خود ولى [و جانشینى‌] به من ببخش،///و من براى پس از [مرگ] خود، از بستگانم بیمناکم. و همسرم [از آغاز زندگى‌] نازا بوده است، پس از جانب خود جانشینى به من عطا فرما!///و من از این وارثان کنونی (که پسر عموهای من هستند) برای پس از خود بیمناکم (مبادا که پس از من در مال و مقامم خلف صالح نباشند و راه باطل پویند) و زوجه من هم نازا و عقیم است، تو از لطف خاص خود فرزندی به من عطا فرما.///و من پس از خویش از وارثان بیمناکم، و همسرم نازا است، پس از پیشگاه خود به من وارثی عطا فرما///و من از بستگانم بعد از خودم بیمناکم (که حق پاسداری از آیین تو را نگاه ندارند)! و (از طرفی) همسرم نازا و عقیم است؛ تو از نزد خود جانشینی به من ببخش …///و همانا ترسیدم خویشاوندانم را پس از من و بوده است زنم نازا پس ببخش مرا از نزد خود سرپرستی (فرزندی)///«و بی‌گمان من از پی‌آمدگان پس از خودم بیم داشتم و زنم نازا بوده است. پس از جانب خودت ولی و دنباله‌روی (از رسالتم) بنه» quran_en_fa "(One that) will (truly) represent me, and represent the posterity of Jacob; and make him, O my Lord! one with whom Thou art well-pleased!" که از من و خاندان یعقوب ارث ببرد، و او را پروردگارا! [از هر جهت] مورد رضایت [خود] قرار ده.///که از من و خاندان یعقوب ارث ببرد، و او را پروردگارا! [از هر جهت] مورد رضایت [خود] قرار ده.///که میراثبر من و میراثبر خاندان یعقوب باشد و او را، اى پروردگار من، شایسته و پسندیده گردان.///که هم وارث من باشد و هم وارث خاندان یعقوب، و اى پروردگار من! او را پسندیده گردان///که از من ارث برد و از خاندان یعقوب [نیز] ارث برد، و او را -اى پروردگار من- پسندیده گردان.///[جانشینى] که وارث من و دودمان یعقوب باشد. و پروردگارا! او را پسندیده قرار ده!»///که او وارث من و همه آل یعقوب باشد و تو ای خدا او را وارثی پسندیده و صالح مقرر فرما.///تا هم وارث من باشد و هم وارث آل یعقوب، و پروردگارا او را مقبول بگردان‌///که وارث من و دودمان یعقوب باشد؛ و او را مورد رضایتت قرار ده!»///که ارث برد از من و ارث برد از خاندان یعقوب و بگردانش پروردگارا پسندیده‌///«(که) از من ارث برد و از خاندان یعقوب (نیز) ارث برد. و پروردگارم! او را پسندیده (ی خود) گردان.» quran_en_fa (His prayer was answered): "O Zakariya! We give thee good news of a son: His name shall be Yahya: on none by that name have We conferred distinction before." ای زکریا! ما تو را به پسری که نامش یحیی است، مژده می‌دهیم، [و] پیش از این همنامی برای او قرار نداده‌ایم.///ای زکریا! ما تو را به پسری که نامش یحیی است، مژده می‌دهیم، [و] پیش از این همنامی برای او قرار نداده‌ایم.///اى زکریا، ما تو را به پسرى به نام یحیى مژده مى‌دهیم. از این پیش کسى را همنام او نساخته‌ایم.///اى زکریا! ما تو را به پسرى که نامش یحیى است مژده مى‌دهیم که قبلا همنامى براى او قرار نداده‌ایم///اى زکریا، ما تو را به پسرى -که نامش یحیى است- مژده مى‌دهیم، که قبلا همنامى براى او قرار نداده‌ایم.///[خداوند فرمود:] «اى زکریا! ما تو را به پسرى نوید مى‌دهیم که نامش یحیى است. پیش از این همنامى براى او قرار نداده‌ایم.»///ای زکریا همانا تو را به فرزندی که نامش یحیی است و از این پیش همنام و همانندش (در تقوا) نیافریدیم بشارت می‌دهیم.///[فرمود] ای زکریا ما تو را به پسری که نامش یحیی است و تاکنون همنامی برایش قرار نداده‌ایم، مژده می‌دهیم‌///ای زکریا! ما تو را به فرزندی بشارت می‌دهیم که نامش «یحیی» است؛ و پیش از این، همنامی برای او قرار نداده‌ایم!///ای زکریا همانا مژده دهیمت به پسری که نامش یحیی است قرار ندادیم برایش پیش از این همنامی‌///(خدا فرمود:) «زکریا! ما همانا به پسری - که نامش یحیی است - مژده‌ات می‌دهیم (که) از پیش همنامی برایش قرار ندادیم.» quran_en_fa He said: "O my Lord! How shall I have a son, when my wife is barren and I have grown quite decrepit from old age?" گفت: پروردگارا! چگونه برایم پسری خواهد بود در حالی که همسرم نازا بوده است و خود نیز از پیری به فرتوتی رسیده‌ام؟!///گفت: پروردگارا! چگونه برایم پسری خواهد بود در حالی که همسرم نازا بوده است و خود نیز از پیری به فرتوتی رسیده‌ام؟!///گفت: اى پروردگار من، مرا از کجا پسرى باشد، حال آنکه زنم نازاینده است. و من خود در پیرى به فرتوتى رسیده‌ام.///گفت: پروردگارا! چگونه مرا پسرى خواهد بود حال آن که زنم نازاست و من از پیرى به فرتوتى رسیده‌ام///گفت: «پروردگارا، چگونه مرا پسرى خواهد بود و حال آنکه زنم نازاست و من از سالخوردگى ناتوان شده‌ام؟»///[زکریا] گفت: «پروردگارا! چگونه براى من پسرى خواهد بود در حالى که همسرم نازا بوده است و خود نیز از پیرى به فرتوتى رسیده‌ام؟!»///زکریا (از فرط شوق و شگفتی و برای حصول اطمینان) عرض کرد: الها، مرا از کجا پسری تواند بود در صورتی که زوجه من نازاست و من هم از شدت پیری خشک و فرتوت شده‌ام؟!///گفت پروردگارا چگونه مرا پسری باشد، حال آنکه همسرم نازا است و خود نیز از پیری به فرتوتی و فرسودگی رسیده‌ام‌///گفت: «پروردگارا! چگونه برای من فرزندی خواهد بود؟! در حالی که همسرم نازا و عقیم است، و من نیز از شدت پیری افتاده شده‌ام!»///گفت پروردگارا چگونه باشدم پسری و بوده است زنم نازا و بدرست رسیده‌ام از پیری خشکیدگی را///گفت: «پروردگارم! چه زمانی (و چگونه) مرا پسری خواهد بود؟ حال آنکه زنم نازا بوده، و من از سالخوردگی به‌راستی به ناتوانی و ناچاری رسیده‌ام‌؟» quran_en_fa He said: "So (it will be) thy Lord saith, 'that is easy for Me: I did indeed create thee before, when thou hadst been nothing!'" [فرشته وحی به او] گفت: چنین است [که گفتی، ولی] پروردگارت فرمود: این [کار] بر من آسان است، و همانا تو را پیش از این در حالی که چیزی نبودی آفریدم.///[فرشته وحی به او] گفت: چنین است [که گفتی، ولی] پروردگارت فرمود: این [کار] بر من آسان است، و همانا تو را پیش از این در حالی که چیزی نبودی آفریدم.///گفت: پروردگارت اینچنین گفته است: این براى من آسان است و تو را که پیش از این چیزى نبوده‌اى بیافریده‌ام.///گفت: فرمان چنین است. خداى تو فرموده: این بر من آسان است، و خودت را نیز پیش از این من آفریدم که چیزى نبودى/// [فرشته‌] گفت: «[فرمان‌] چنین است. پروردگار تو گفته که این [کار] بر من آسان است، و تو را در حالى که چیزى نبودى قبلا آفریده‌ام.»///[فرشته وحى] گفت: «چنین است [که گفتى، ولى‌] پروردگارت فرمود: این [کار] بر من آسان است، و من تو را پیش از این آفریدم، در حالى که چیزى نبودى.»///(فرشته‌ای از زبان خدا) گفت: چنین خواهد شد؛ پروردگارت گوید: این کار برای من بسیار آسان است و منم که تو را پس از هیچ و معدوم صرف بودن، نعمت وجود بخشیدم.///[فرشته‌] گفت این چنین است، پروردگارت فرموده است آن کار بر من آسان است، و خودت را پیشتر آفریده‌ام و چیزی نبودی‌///فرمود: «پروردگارت این گونه گفته (و اراده کرده)! این بر من آسان است؛ و قبلا تو را آفریدم در حالی که چیزی نبودی!»///گفت بدینسان گفت پروردگار تو آن است بر من آسان و همانا آفریدمت پیش از این و نبودی چیزی‌///(خدا) فرمود: «(فرمان) چنان است. پروردگارت گفت که این (کار) بر من آسان است. و همانا تو را از پیش آفریدم حال آنکه چیزی نبودی.» quran_en_fa (Zakariya) said: "O my Lord! give me a Sign." "Thy Sign," was the answer, "Shall be that thou shalt speak to no man for three nights, although thou art not dumb." گفت: پروردگارا! برای من نشانه‌ای قرار ده. گفت: نشانه تو این است که سه شبانه روز در حالی که سالم هستی، قدرت سخن گفتن با مردم نخواهی داشت.///گفت: پروردگارا! برای من نشانه‌ای قرار ده. گفت: نشانه تو این است که سه شبانه روز در حالی که سالم هستی، قدرت سخن گفتن با مردم نخواهی داشت.///گفت: اى پروردگار من، به من نشانى بنماى. گفت: نشان تو این است که سه شب و سه روز با مردم سخن نگویى بى‌هیچ آسیبى.///گفت: پروردگارا! براى من نشانه‌اى قرار ده. فرمود: نشانه تو این است که سه شبانه [روز] با این که تندرستى با مردم تکلم نتوانى کرد///گفت: «پروردگارا، نشانه‌اى براى من قرار ده» فرمود: «نشانه تو این است که سه شبانه [روز] با اینکه سالمى با مردم سخن نمى‌گویى.»///[زکریا] گفت: «پروردگارا! براى من نشانه‌اى قرار ده [تا علم من به یقین تبدیل شود.]» [خداوند] فرمود: «نشانه تو آن است که تا سه شبانه‌روز [زبان تو، از کار مى‌افتد و] با مردم سخن نخواهى گفت، [با اینکه تندرستى.]»///زکریا باز عرضه داشت: بارالها، برای من نشانه و حجتی بر این بشارت قرار ده، خدا فرمود: بدین نشان که تا سه شبانه‌روز با مردم تکلم نکنی (و بر سخن قادر نباشی) با آنکه تندرست هستی.///گفت پروردگارا برای من نشانه‌ای قرار بده فرمود نشانه تو این است که سه شب [و روز] در عین سلامت، با مردم نتوانی سخن گفت‌///عرض کرد: «پروردگارا! نشانه‌ای برای من قرار ده!» فرمود: «نشانه تو این است که سه شبانه روز قدرت تکلم (با مردم) نخواهی داشت؛ در حالی که زبانت سالم است!»///گفت پروردگارا بگذار برای من آیتی گفت آیت تو آنکه سخن نگوئی با مردم سه شب تمامی‌///گفت: «پروردگارم! نشانه‌ای برایم بنه‌.» فرمود: «نشانه‌ی تو این است که سه شب -حال آنکه سلامتی- با مردم سخن نگویی.» quran_en_fa So Zakariya came out to his people from him chamber: He told them by signs to celebrate Allah's praises in the morning and in the evening. پس [به دنبال ناتوانی از سخن گفتن] از عبادتگاهش بر قومش درآمد و به آنان اشاره کرد که صبح و شام خدا را تسبیح گویید.///پس [به دنبال ناتوانی از سخن گفتن] از عبادتگاهش بر قومش درآمد و به آنان اشاره کرد که صبح و شام خدا را تسبیح گویید.///از محراب به میان قوم خود بیرون آمد و به آنان اعلام کرد که: صبح و شام تسبیح گویید.///پس زکریا از محراب به میان قوم خویش بیرون آمد و به آنها اشاره کرد که صبح و شام خدا را تسبیح گویید///پس، از محراب بر قوم خویش درآمد و ایشان را آگاه گردانید که روز و شب به نیایش بپردازید.///آن‌گاه [زکریا] از محراب عبادت به سوى مردمش بیرون شد، پس به آنان اشاره کرد که: بامدادان و شامگاهان خدا را تسبیح گویید.»///پس زکریا در حالی که از محراب (عبادت) بر قومش بیرون آمد به آنان اشاره کرد که صبح و شام به تسبیح و نماز قیام کنید.///[زکریا] از محراب به نزد قومش بیرون آمد، و به آنان اشاره کرد که بامدادان و شامگاهان [او را] نیایش کنید///او از محراب عبادتش به سوی مردم بیرون آمد؛ و با اشاره به آنها گفت: «(بشکرانه این موهبت،) صبح و شام خدا را تسبیح گویید!»///پس برون آمد بر قوم خود از محراب پس رساند بدانان که تسبیح کنید بامداد و شب‌هنگام‌///پس، از محراب بر قوم خویش در آمد، و ایشان را رمز داد که: «صبح و شام به نیایش (خدا) بپردازید.» quran_en_fa (To his son came the command): "O Yahya! take hold of the Book with might": and We gave him Wisdom even as a youth, ای یحیی! کتاب را به قوت و نیرومندی بگیر؛ و به او در حالی که کودک بود، حکمت دادیم.///ای یحیی! کتاب را به قوت و نیرومندی بگیر؛ و به او در حالی که کودک بود، حکمت دادیم.///اى یحیى، کتاب را به نیرومندى بگیر. و در کودکى به او دانایى عطا کردیم.///[گفتیم:] اى یحیى! کتاب [خدا] را محکم بگیر، و او را در کودکى حکمت دادیم///اى یحیى، کتاب [خدا] را به جد و جهد بگیر، و از کودکى به او نبوت دادیم.///[پس یحیى را به وى عطا کردیم و به او گفتیم:] «اى یحیى! کتاب [خدا] را با قدرت بگیر و در کودکى به او حکمت [و نبوت] دادیم.///(چون زکریا ذکر تسبیح و نماز کرد ما به او یحیی را عطا کردیم و چون سه ساله شد به وی خطاب کردیم که) ای یحیی، تو کتاب آسمانی ما را به قوت (نبوت) فراگیر، و به او در همان سن کودکی مقام نبوت بخشیدیم.///[گفتیم‌] ای یحیی کتاب آسمانی را به جد و جهد بگیر، و به او در عهد صباوت نبوت بخشیدیم‌///ای یحیی! کتاب (خدا) را با قوت بگیر! و ما فرمان نبوت (و عقل کافی) در کودکی به او دادیم!///ای یحیی بگیر کتاب را به نیرومندی و دادیمش حکم را به کودکی‌///(به یحیی وحی شد:) «‌یحیی! (آن) کتاب (وحیانی) را با نیرویی (فزاینده) برگیر.» و در حال کودکی حکم (رسالتی را) به او دادیم. quran_en_fa And piety (for all creatures) as from Us, and purity: He was devout, و از سوی خود مهرورزی [به همه مردم] و پاکی و شایستگی [به او عطا کردیم] و او همواره پرهیزکار بود.///و از سوی خود مهرورزی [به همه مردم] و پاکی و شایستگی [به او عطا کردیم] و او همواره پرهیزکار بود.///و به او شفقت کردیم و پاکیزه‌اش ساختیم و او پرهیزگار بود.///و نیز از جانب خود مهربانى و پاکى [به او دادیم‌] و او پرهیزکار بود///و [نیز] از جانب خود، مهربانى و پاکى [به او دادیم‌] و تقواپیشه بود.///و نیز از جانب خود، مهربانى و پاکى به او دادیم و او تقواپیشه بود.///و نیز او را به لطف خاص خود رحمت و مهربانی و پاکی و پارسایی دادیم و او طریق تقوا پیش گرفت.///و از سوی خویش بر او رحمت آوردیم و پاکیزه‌اش داشتیم و او پرهیزگار بود///و رحمت و محبتی از ناحیه خود به او بخشیدیم، و پاکی (دل و جان)! و او پرهیزگار بود!///و مهربانی از نزد ما و پاکی و بوده است پرهیزکاری‌///و (نیز) از جانب ویژه‌ی خود، مهربانی و پاکی را (به او دادیم) و او پرهیزگار بوده است. quran_en_fa And kind to his parents, and he was not overbearing or rebellious. و به پدر و مادرش نیکوکار بود و سرکش و نافرمان نبود.///و به پدر و مادرش نیکوکار بود و سرکش و نافرمان نبود.///به پدر و مادر نیکى مى‌کرد و جبار و گردنکش نبود.///و با پدر و مادر خود نیکرفتار بود و سرکش و عصیانگر نبود///و با پدر و مادر خود نیک‌رفتار بود و زورگویى نافرمان نبود.///و نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود و هرگز [نسبت به مردم، زورگو،] سرکش و نافرمان نبود.///و هم در حق پدر و مادر خود بسیار نیکوکار بود و هرگز به احدی ستم نکرد و معصیت خدا را مرتکب نگردید.///و در حق پدر و مادرش نیکوکار بود و زورگوی سرکش نبود///او نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود؛ و جبار (و متکبر) و عصیانگر نبود!///و نکوکاری به پدر و مادر خویش و نبود گردنکشی نابفرمان‌///و با پدر و مادر خود نیک‌رفتار بود و زورگویی نافرمان نبود. quran_en_fa So Peace on him the day he was born, the day that he dies, and the day that he will be raised up to life (again)! و بر او سلام باد روزی که زاده شد، و روزی که می‌میرد، و روزی که زنده برانگیخته می‌شود.///و بر او سلام باد روزی که زاده شد، و روزی که می‌میرد، و روزی که زنده برانگیخته می‌شود.///سلام بر او؛ روزى که زاده شد و روزى که مى‌میرد و روزى که دیگر بار زنده برانگیخته مى‌شود.///و درود بر او روزى که زاده شد و روزى که مى‌میرد و روزى که زنده برانگیخته مى‌شود///و درود بر او، روزى که زاده شد و روزى که مى‌میرد و روزى که زنده برانگیخته مى‌شود.///و سلامی [شایسته] بر او باد، روزی که زاده شد و روزی که می‌میرد و روزی که زنده برانگیخته می‌شود.///و سلام حق بر او باد در روز ولادتش و روز وفاتش و روزی که زنده برانگیخته خواهد شد.///و بر او در روزی که زاد، و روزی که در می‌گذرد و روزی که زنده برانگیخته می‌شود، درود باد///سلام بر او، آن روز که تولد یافت، و آن روز که می‌میرد، و آن روز که زنده برانگیخته می‌شود!///و درود بر او روزی که بزاد و روزی که بمیرد و روزی که برانگیخته شود زنده‌///و درودی (شایسته) بر اوست، روزی که زاده شد، و روزی که می‌میرد، و روزی (هم) - در حالی‌که زنده است - برای رستاخیز برانگیخته می‌شود. quran_en_fa Relate in the Book (the story of) Mary, when she withdrew from her family to a place in the East. و در این کتاب [سرگذشت] مریم را یاد کن هنگامی که از خانواده‌اش [در] مکان شرقی کناره گرفت.///و در این کتاب [سرگذشت] مریم را یاد کن هنگامی که از خانواده‌اش [در] مکان شرقی کناره گرفت.///در این کتاب مریم را یاد کن، آنگاه که از خاندان خویش به مکانى رو به سوى برآمدن آفتاب، دورى گزید.///و در این کتاب از مریم یاد کن، آن‌گاه که از کسان خود در ناحیه شرقى [بیت المقدس‌] خلوت گزید///و در این کتاب از مریم یاد کن، آنگاه که از کسان خود، در مکانى شرقى به کنارى شتافت.///و در این کتاب، مریم را یاد کن، هنگامى که از خاندانش جدا شد و در مکانى شرقى قرار گرفت.///و یاد کن در کتاب خود احوال مریم را آن‌گاه که از اهل خانه خویش کنار گرفته به مکانی به مشرق (بیت المقدس برای عبادت) روی آورد.///و در کتاب از مریم یاد کن آنگاه که از خاندان خویش، در گوشه‌ای شرقی، کناره گرفت‌///و در این کتاب (آسمانی)، مریم را یاد کن، آن هنگام که از خانواده‌اش جدا شد، و در ناحیه شرقی (بیت المقدس) قرار گرفت؛///و یاد کن در کتاب مریم را گاهی که برگرفت دور از خاندان خویش جایگاهی خاوری را///و درکتاب، مریم را یاد کن، چون از کسان خود، به مکانی شرقی، به کناری افکنده شد. quran_en_fa She placed a screen (to screen herself) from them; then We sent her our angel, and he appeared before her as a man in all respects. و جدا از آنان پوشش و پرده‌ای برای خود قرار داد. و ما روح خود را به سوی او فرستادیم، پس برای او [به صورت] بشری خوش اندام و معتدل نمودار شد.///و جدا از آنان پوشش و پرده‌ای برای خود قرار داد. و ما روح خود را به سوی او فرستادیم، پس برای او [به صورت] بشری خوش اندام و معتدل نمودار شد.///میان خود و آنان پرده‌اى کشید و ما روح خود را نزدش فرستادیم و چون انسانى تمام بر او نمودار شد.///و میان خود و آنها پرده‌اى افکند [تا خلوتگاه عبادتش باشد] پس روح خود را به سوى او فرستادیم تا به شکل بشرى خوش اندام بر او نمایان شد///و در برابر آنان پرده‌اى بر خود گرفت. پس روح خود را به سوى او فرستادیم تا به [شکل‌] بشرى خوش‌اندام بر او نمایان شد.///آن‌گاه دور از دیگران، براى خود پرده‌اى قرار داد. پس ما روح [الامین] خود، [جبرئیل] را به سوى او فرستادیم که به شکل انسانى خوش­اندام بر او نمایان شد.///و آن‌گاه که از همه خویشانش به کنج تنهایی محتجب و پنهان گردید ما روح خود را (روح القدس که فرشته اعظم است) بر او فرستادیم و او در صورت بشری زیبا و راست اندام بر او ظاهر شد.///و از آنان پنهان شد، آنگاه روح خویش [جبرئیل‌] را به سوی او فرستادیم که به صورت انسانی معتدل به دیده او درآمد///و میان خود و آنان حجابی افکند (تا خلوتگاهش از هر نظر برای عبادت آماده باشد). در این هنگام، ما روح خود را بسوی او فرستادیم؛ و او در شکل انسانی بی‌عیب و نقص، بر مریم ظاهر شد!///پس برگرفت دور از آنان پوششی پس فرستادیم بسوی او روح خود را تا نمایان شد برای او مردی درست‌///پس پرده‌ای میان خود و آنان برگرفت، تا روح ویژه‌ی خودمان [: جبرئیل] را سوی او فرستادیم. پس برای مریم به چهره‌ی بشری خوش‌اندام نمایان شد. quran_en_fa She said: "I seek refuge from thee to (Allah) Most Gracious: (come not near) if thou dost fear Allah." مریم گفت: همانا من از تو به [خدای] رحمان پناه می‌برم، اگر پرهیزکار هستی [از من فاصله بگیر.]///مریم گفت: همانا من از تو به [خدای] رحمان پناه می‌برم، اگر پرهیزکار هستی [از من فاصله بگیر.]///مریم گفت: از تو به خداى رحمان پناه مى‌برم، که پرهیزگار باشى.///مریم گفت: من از تو به خداى رحمان پناه مى‌برم اگر پرهیزکار باشى/// [مریم‌] گفت: «اگر پرهیزگارى، من از تو به خداى رحمان پناه مى‌برم.»///[مریم به او] گفت: «من از تو به [خداى] رحمان پناه مى‌برم، اگر پرهیزکارى [از من دور شو]!»///مریم گفت: من از تو پناه به خدای رحمان می‌برم اگر مرد پرهیزکاری هستی.///[مریم‌] گفت من از تو اگر پرهیزگار باشی به خدای رحمان پناه می‌برم‌///او (سخت ترسید و) گفت: «من از شر تو، به خدای رحمان پناه می‌برم اگر پرهیزگاری!///گفت همانا پناه برم به خدای مهربان از تو اگر هستی پرهیزکار///(مریم) گفت: «اگر پرهیزگار بوده‌ای، به‌راستی من از تو به خدای رحمتگر بر آفریدگان پناه می‌برم.» quran_en_fa He said: "Nay, I am only a messenger from thy Lord, (to announce) to thee the gift of a holy son. گفت: جز این نیست که من فرستاده پروردگار تو هستم برای آنکه پسری پاک و پاکیزه به تو ببخشم.///گفت: جز این نیست که من فرستاده پروردگار تو هستم برای آنکه پسری پاک و پاکیزه به تو ببخشم.///گفت: من فرستاده پروردگار تو هستم، تا تو را پسرى پاکیزه ببخشم.///گفت: من فقط فرستاده‌ى پروردگار توام براى این که به تو پسر پاکیزه‌اى ببخشم///گفت: «من فقط فرستاده پروردگار توام، براى اینکه به تو پسرى پاکیزه ببخشم.»///[فرشته] گفت: «همانا من فرستاده‌ى پروردگار توام، [و آمده‌ام] تا پسرى پاکیزه به تو ببخشم.»///گفت: من فرستاده خدای توام، آمده‌ام تا تو را پسری بخشم بسیار پاکیزه و پاک سیرت.///گفت من فقط فرستاده پروردگارت هستم، تا به تو پسری پاکیزه ببخشم‌///گفت: «من فرستاده پروردگار توام؛ (آمده‌ام) تا پسر پاکیزه‌ای به تو ببخشم!»///گفت همانا منم فرستاده پروردگار تو تا ببخشم به تو پسری پاک‌///گفت: «من - تنها - فرستاده‌ی پروردگار تو هستم، برای اینکه برایت پسری پاک ببخشایم.» quran_en_fa She said: "How shall I have a son, seeing that no man has touched me, and I am not unchaste?" گفت: چگونه برای من پسری خواهد بود در حالی که نه هیچ بشری با من ازدواج کرده است و نه بدکار بوده‌ام.///گفت: چگونه برای من پسری خواهد بود در حالی که نه هیچ بشری با من ازدواج کرده است و نه بدکار بوده‌ام.///گفت: از کجا مرا فرزندى باشد، حال آنکه هیچ بشرى به من دست نزده است و من بدکاره هم نبوده‌ام.///گفت: چگونه مرا پسرى باشد با آن که دست بشرى به من نرسیده و بدکار نبوده‌ام///گفت: «چگونه مرا پسرى باشد با آنکه دست بشرى به من نرسیده و بدکار نبوده‌ام؟»///[مریم] گفت: «چگونه ممکن است براى من فرزندى باشد؟ در حالى که دست هیچ بشرى به من نرسیده است، و بدکاره هم نبوده‌ام؟»///مریم گفت: از کجا مرا پسری تواند بود در صورتی که دست بشری به من نرسیده و کار ناشایسته‌ای هم نکرده‌ام؟///[مریم‌] گفت چگونه مرا پسری باشد، و حال آنکه هیچ بشری به من دست نزده است و من پلیدکار نبوده‌ام‌///گفت: «چگونه ممکن است فرزندی برای من باشد؟! در حالی که تاکنون انسانی با من تماس نداشته، و زن آلوده‌ای هم نبوده‌ام!»///گفت چگونه باشدم پسری و به من نزدیک نشده است بشری و نبوده‌ام بدکاره‌///(مریم) گفت: «کی و کجا مرا پسری باشد، حال آنکه بشری با من تماس نگرفته و ناپاک (هم) نبوده‌ام‌؟» quran_en_fa He said: "So (it will be): Thy Lord saith, 'that is easy for Me: and (We wish) to appoint him as a Sign unto men and a Mercy from Us': It is a matter (so) decreed." گفت: چنین است [که گفتی، ولی] پروردگارت فرموده است: این کار بر من آسان است و [فرزندی بدون ازدواج به او بخشیدن] برای این [است] که او را نشانه‌ای [از قدرت خود] برای مردم و رحمتی از سوی خود قرار دهیم؛ و این کار شدنی است.///گفت: چنین است [که گفتی، ولی] پروردگارت فرموده است: این کار بر من آسان است و [فرزندی بدون ازدواج به او بخشیدن] برای این [است] که او را نشانه‌ای [از قدرت خود] برای مردم و رحمتی از سوی خود قرار دهیم؛ و این کار شدنی است.///گفت: پروردگار تو اینچنین گفته است: این براى من آسان است. ما آن پسر را براى مردم آیتى و بخشایشى کنیم و این کارى است حتمى و پایان یافته.///گفت: [فرمان‌] چنین است. پروردگار تو فرمود: آن بر من آسان است و براى این است که او را آیتى براى مردم قرار دهیم و رحمتى از جانب ما باشد و این امرى حتمى است///گفت: «[فرمان‌] چنین است، پروردگار تو گفته که آن بر من آسان است، و تا او را نشانه‌اى براى مردم و رحمتى از جانب خویش قرار دهیم، و [این‌] دستورى قطعى بود.»///[فرشته‌] گفت: چنین است! [ولى‌] پروردگارت فرمود: این کار بر من آسان است و براى این [است‌] که او را براى مردم نشانه‌اى [از قدرت خود] و رحمتى از جانب خویش قرار دهیم، و این کارى است شدنى و قطعى.»///گفت: این چنین کار البته خواهد شد، خدایت فرموده که بسیار بر من آسان است (تا قدرت ما را بر آن دریابی) و تا این پسر را آیت بزرگ و رحمت واسع خود برای خلق گردانیم؛ و قضای الهی بر این کار رفته است.///گفت همین است، پروردگارت فرموده است آن کار بر من آسان است، تا او را پدیده شگرفی برای مردم قرار دهیم و رحمتی از ماست و کاری انجام یافتنی است‌///گفت: «مطلب همین است! پروردگارت فرموده: این کار بر من آسان است! (ما او را می‌آفرینیم، تا قدرت خویش را آشکار سازیم؛) و او را برای مردم نشانه‌ای قرار دهیم؛ و رحمتی باشد از سوی ما! و این امری است پایان یافته (و جای گفتگو ندارد)!»///گفت بدینسان گفت پروردگار تو آن است بر من آسان تا بگردانیمش آیتی برای مردم و رحمتی از ما و بوده است کاری گذشته‌///(جبرئیل) گفت: «(فرمان) چنان است - پروردگارت گفته که آن بر من آسان است- و تا او را نشانه‌ای برای مردمان، و رحمتی از جانب خودمان قرار دهیم و (این) کاری گذرا بوده است.» quran_en_fa So she conceived him, and she retired with him to a remote place. پس به عیسی حامله شد و به خاطر او در مکانی دور کناره گرفت.///پس به عیسی حامله شد و به خاطر او در مکانی دور کناره گرفت.///پس به او آبستن شد و او را با خود به مکانى دورافتاده برد.///پس مریم به او حامله شد و با او در نقطه‌اى دوردست خلوت گزید///پس [مریم‌] به او [=عیسى‌] آبستن شد و با او به مکان دورافتاده‌اى پناه جست.///پس مریم [به عیسى] باردار شد و با وى در مکانى دور خلوت گزید.///پس مریم (به مشاهده جبرئیل، در گریبانش نسیم اهتزازی یافت و) به آن پسر بار برداشت و (برای آنکه از سرزنش قوم جاهل برکنار باشد) با آن به مکانی دور خلوت گزید.///سپس [مریم‌] به او باردار شد و با او در جایی دوردست کناره گرفت‌///سرانجام (مریم) به او باردار شد؛ و او را به نقطه دور دستی برد (و خلوت گزید)///پس بارور شد بدو پس کناره گرفت بدو جایگاهی دور را///پس مریم او [: عیسی] را بار گرفت. پس با وی به مکان دور افتاده‌ای افکنده شد. quran_en_fa And the pains of childbirth drove her to the trunk of a palm-tree: She cried (in her anguish): "Ah! would that I had died before this! would that I had been a thing forgotten and out of sight!" آن گاه درد زاییدن، او را به ناچار به جانب درخت خرما کشانید؛ [در آن حال] گفت: ای کاش پیش از این میمردم و یکسره از خاطره‌ها فراموش شده بودم.///آن گاه درد زاییدن، او را به ناچار به جانب درخت خرما کشانید؛ [در آن حال] گفت: ای کاش پیش از این میمردم و یکسره از خاطره‌ها فراموش شده بودم.///درد زاییدن او را به سوى تنه درخت خرمایى کشانید. گفت: اى کاش پیش از این مرده بودم و از یادها فراموش شده بودم.///آن‌گاه درد زایمان او را به سوى تنه نخلى کشاند. گفت: اى کاش پیش از این مرده بودم و یکسره فراموش شده بودم///تا درد زایمان، او را به سوى تنه درخت خرمایى کشانید. گفت: «اى کاش، پیش از این مرده بودم و یکسر فراموش‌شده بودم.»///آن‌گاه درد زایمان او را به سوى تنه‌ى درخت خرمایى کشاند. [مریم از شدت ناراحتى و بیم رسوایی] گفت: «اى کاش پیش از این مرده بودم، و فراموش شده بودم.»///آن‌گاه درد زاییدن او را به کنار درخت خرمایی کشانید (و از شدت حزن و اندوه با خود) گفت: ای کاش من از این پیش مرده بودم و از صفحه عالم به کلی نامم فراموش شده بود.///آنگاه درد زایمان او را به پناه تنه درخت خرمایی کشانید گفت ای کاش پیش از این مرده بودم و از یاد رفته بودم و فراموش شده بودم‌///درد زایمان او را به کنار تنه درخت خرمایی کشاند؛ (آنقدر ناراحت شد که) گفت: «ای کاش پیش از این مرده بودم، و بکلی فراموش می‌شدم!»///پس بیاوردش درد زائیدن بسوی شاخه خرما گفت کاش مرده بودم پیش از این و می‌شدم فراموشی فراموش‌شده‌///پس درد زایمان او را سوی شاخه‌ی درخت خرمایی رسانید. گفت: «ای کاش پیش از این مرده و فراموش‌شده بودم.» quran_en_fa But (a voice) cried to her from beneath the (palm-tree): "Grieve not! for thy Lord hath provided a rivulet beneath thee; پس کودک از زیر [پای] او ندایش داد: غمگین مباش که پروردگارت از زیر [پای] تو نهر آبی پدید آورده است [تا بیاشامی و شستشو کنی.]///پس کودک از زیر [پای] او ندایش داد: غمگین مباش که پروردگارت از زیر [پای] تو نهر آبی پدید آورده است [تا بیاشامی و شستشو کنی.]///کودک از زیر او ندا داد: محزون مباش، پروردگارت از زیر پاى تو جوى آبى روان ساخت.///پس از طرف پایین پایش او را صدا زد که: غم مدار، پروردگارت زیر پاى تو چشمه آبى پدید آورده است///پس، از زیر [پاى‌] او [فرشته‌] وى را ندا داد که: غم مدار، پروردگارت زیر [پاى‌] تو چشمه آبى پدید آورده است.///پس، از فرودست او را صدا زد که: «[اى مریم!] غم مخور! همانا پروردگارت زیر [پاى] تو چشمه‌ى آبى روان ساخت.///پس از زیر آن درخت (روح القدس یا فرزندش عیسی) او را ندا کرد که غمگین مباش که خدای تو از زیر قدم تو چشمه آبی جاری کرد.///از فرودست او ندا در داد که اندوهگین مباش، پروردگارت از فرودست تو جویباری روان کرده است‌///ناگهان از طرف پایین پایش او را صدا زد که: «غمگین مباش! پروردگارت زیر پای تو چشمه آبی (گوارا) قرار داده است!///پس بانگ بدو زد از زیرش که اندوهگین نباش همانا نهاد پروردگار تو زیر تو جوئی را///پس (مسیح) از زیر (پای) او [: مریم] وی را ندا داد: «غم مدار، همانا پروردگارت زیر پایت (شخصی) سربلند و والا مقام نهاده است.» quran_en_fa "And shake towards thyself the trunk of the palm-tree: It will let fall fresh ripe dates upon thee. و تنه خرما را به سوی خود بجنبان تا برایت خرمای تازه و از بار چیده بریزد.///و تنه خرما را به سوی خود بجنبان تا برایت خرمای تازه و از بار چیده بریزد.///نخل را بجنبان تا خرماى تازه چیده برایت فرو ریزد.///و این تنه نخل را به طرف خود تکان ده، که بر تو رطب تازه بریزد///و تنه درخت خرما را به طرف خود [بگیر و] بتکان، بر تو خرماى تازه مى‌ریزد.///و شاخه‌ی این نخل را به سوى خود تکان بده، [تا] رطب تازه بر تو فرو ریزد.///شاخ درخت را به سوی خود حرکت ده تا از آن بر تو رطب تازه فرو ریزد.///و تنه درخت خرما را به سوی خود تکان بده تا بر تو رطب تازه چیده فرو ریزد///و این تنه نخل را به طرف خود تکان ده، رطب تازه‌ای بر تو فرو می‌ریزد!///و بجنبان بسوی خود شاخه خرما را می‌ریزد بر تو رطبی تازه‌چیده را///«و شاخه‌ی درخت خرما را سوی خود (برگیر و) به شدت بتکان، تا بر تو خرمایی تازه فرو ریزد.» quran_en_fa "So eat and drink and cool (thine) eye. And if thou dost see any man, say, 'I have vowed a fast to (Allah) Most Gracious, and this day will I enter into not talk with any human being'" پس [از آن خرما] بخور و [از آن نهر] بیاشام و خاطرت را شاد و خوش دار، و اگر از مردم کسی را دیدی [که درباره نوزادت پرسید] بگو: من برای [خدای] رحمان روزه [سکوت] نذر کرده‌ام، پس هرگز امروز با هیچ انسانی سخن نخواهم گفت.///پس [از آن خرما] بخور و [از آن نهر] بیاشام و خاطرت را شاد و خوش دار، و اگر از مردم کسی را دیدی [که درباره نوزادت پرسید] بگو: من برای [خدای] رحمان روزه [سکوت] نذر کرده‌ام، پس هرگز امروز با هیچ انسانی سخن نخواهم گفت.///پس اى زن، بخور و بیاشام و شادمان باش و اگر از آدمیان کسى را دیدى بگوى: براى خداى رحمان روزه نذر کرده‌ام و امروز با هیچ بشرى سخن نمى‌گویم.///و بخور و بنوش و چشم روشن دار. پس اگر کسى از آدمیان را دیدى بگو: من براى خداى رحمان روزه نذر کرده‌ام و امروز مطلقا با بشرى سخن نخواهم گفت///و بخور و بنوش و دیده روشن دار. پس اگر کسى از آدمیان را دیدى، بگوى: «من براى [خداى‌] رحمان روزه نذر کرده‌ام، و امروز مطلقا با انسانى سخن نخواهم گفت.»///پس [از آن رطب] بخور و [از آب نهر] بنوش و چشمت را [به داشتن فرزند] روشن بدار. پس اگر کسى از آدمیان را دیدى، [که درباره‌ی نوزاد مى‌پرسند، با اشاره] بگو: «من براى [خداوند] رحمان، روزه‌ى سکوت نذر کرده‌ام، بنابراین امروز با هیچ انسانى سخن نخواهم گفت.»///پس (از این رطب) تناول کن و (از این چشمه آب) بیاشام و چشم خود (به عیسی) روشن دار، و هر کس از جنس بشر را که ببینی (به اشاره) با او بگو: برای خدای رحمن نذر روزه (سکوت) کرده‌ام و امروز با هیچ انسانی سخن نخواهم گفت.///پس بخور و بیاشام و دیده روشن دار، آنگاه اگر انسانی را دیدی بگو برای خداوند رحمان روزه‌ [ی سکوت‌] گرفته‌ام و هرگز امروز با هیچ انسانی سخن نمی‌گویم‌///(از این غذای لذیذ) بخور؛ و (از آن آب گوارا) بنوش؛ و چشمت را (به این مولود جدید) روشن دار! و هرگاه کسی از انسانها را دیدی، (با اشاره) بگو: من برای خداوند رحمان روزه‌ای نذر کرده‌ام؛ بنابراین امروز با هیچ انسانی هیچ سخن نمی‌گویم! (و بدان که این نوزاد، خودش از تو دفاع خواهد کرد!)»///پس بخور و بیاشام و چشم‌روشن باش و اگر دیدی از بشر کسی را بگو همانا نذر کردم برای خداوند مهربان روزه را و هرگز سخن نگویم امروز را انسی را///«پس بخور و بنوش و دیده‌ای روشن دار. پس اگر به‌راستی کسی از آدمیان را دیدی بگوی «من بی‌گمان برای (خدای) رحمان روزه‌ای نذر کرده‌ام، پس امروز هرگز با هیچ انسانی سخن نخواهم گفت.»» quran_en_fa At length she brought the (babe) to her people, carrying him (in her arms). They said: "O Mary! truly an amazing thing hast thou brought! آن گاه نوزاد را در حالی که [در آغوشش] حمل می‌کرد، نزد قومش آورد. گفتند: ای مریم! به راستی که تو کاری شگفت [و بی سابقه و ناپسندی] مرتکب شده‌ای.///آن گاه نوزاد را در حالی که [در آغوشش] حمل می‌کرد، نزد قومش آورد. گفتند: ای مریم! به راستی که تو کاری شگفت [و بی سابقه و ناپسندی] مرتکب شده‌ای.///کودک را برداشت و نزد قوم خود آورد. گفتند: اى مریم، کارى قبیح کرده‌اى.///پس [مریم‌] در حالى که او را در آغوش گرفته بود به نزد قومش آورد. گفتند: اى مریم! به راستى چیز تازه و ناپسندى آورده‌اى///پس [مریم‌] در حالى که او را در آغوش گرفته بود به نزد قومش آورد. گفتند: «اى مریم، به راستى کار بسیار ناپسندى مرتکب شده‌اى.»///پس مریم در حالى که نوزادش را در آغوش گرفته بود، او را نزد قوم خود آورد. گفتند: «اى مریم! به راستى کار بسیار ناپسندى مرتکب شده‌اى.///آن‌گاه کودک را برداشته نزد قوم خود آورد گفتند: ای مریم عجب کاری منکر و شگفت‌آور کردی!///سپس او [عیسی‌] را برداشت و به نزد قومش آورد گفتند ای مریم کار شگرفی پیش آوردی‌///(مریم) در حالی که او را در آغوش گرفته بود، نزد قومش آورد؛ گفتند: «ای مریم! کار بسیار عجیب و بدی انجام دادی!///پس بیاورد او را به نزد قومش حالی که به دوش همی‌کشیدش گفتند ای مریم هر آینه آوردی چیزی دروغ‌آمیز را///«پس (مریم) در حالی که او را می‌برد نزد قومش آورد. گفتند: «مریم! همانا به‌راستی چیزی افتراانگیز آورده‌ای.» quran_en_fa "O sister of Aaron! Thy father was not a man of evil, nor thy mother a woman unchaste!" ای خواهر هارون! نه پدرت مرد بدی بود و نه مادرت بدکاره بود [این طفل را از کجا آورده‌ای؟]///ای خواهر هارون! نه پدرت مرد بدی بود و نه مادرت بدکاره بود [این طفل را از کجا آورده‌ای؟]///اى خواهر هارون، نه پدرت مرد بدى بود و نه مادرت زنى بدکاره.///اى خواهر هارون! نه پدرت مرد بدى بود و نه مادرت زنى بدکاره///اى خواهر هارون، پدرت مرد بدى نبود و مادرت [نیز] بدکاره نبود.///اى خواهر هارون! پدرت مرد بدى نبود، و مادرت [نیز] بدکاره نبود.»///ای خواهر هارون، تو را نه پدری ناصالح بود و نه مادری بدکار (پس تو دختر بکر از کجا فرزند یافتی).///ای خواهر هارون نه پدرت مردی نابکار، و نه مادرت پلیدکار بود///ای خواهر هارون! نه پدرت مرد بدی بود، و نه مادرت زن بد کاره‌ای!!»///ای خواهر هارون نبود پدر تو مردی زشت و نبود مادرت بدکاره‌///«ای خواهر هارون! پدرت مرد بدی نبوده و مادرت (نیز) بدکاره نبوده است.» quran_en_fa But she pointed to the babe. They said: "How can we talk to one who is a child in the cradle?" پس مریم به نوزاد اشاره کرد [که از او بپرسید.] گفتند: چگونه با کودکی که در گهواره است، سخن بگوییم؟!///پس مریم به نوزاد اشاره کرد [که از او بپرسید.] گفتند: چگونه با کودکی که در گهواره است، سخن بگوییم؟!///به فرزند اشاره کرد. گفتند: چگونه با کودکى که در گهواره است سخن بگوییم.///پس به سوى نوزاد اشاره کرد. گفتند: چگونه با کودکى که در گهواره است سخن بگوییم؟/// [مریم‌] به سوى [عیسى‌] اشاره کرد. گفتند: «چگونه با کسى که در گهواره [و] کودک است سخن بگوییم؟»///پس مریم به نوزادش اشاره کرد [که از او بپرسید]. گفتند: «چگونه با کسى که در گهواره [و] کودک است سخن بگوییم؟»///مریم به اشاره حواله به طفل کرد، آنها گفتند: ما چگونه با طفل گهواره‌ای سخن گوییم؟///آنگاه [مریم‌] به او [نوزاد] اشاره کرد گفتند چگونه با کودکی که در گهواره است، سخن بگوییم‌///(مریم) به او اشاره کرد؛ گفتند: «چگونه با کودکی که در گاهواره است سخن بگوییم؟!»///پس او را نشان داد گفتند چگونه سخن گوئیم آن را که بوده است در گهواره کودکی‌///پس (مریم) سوی عیسی اشاره کرد. گفتند: «چگونه با کسی که در گهواره، کودک بوده سخن بگوییم‌؟» quran_en_fa He said: "I am indeed a servant of Allah: He hath given me revelation and made me a prophet; نوزاد [از میان گهواره] گفت: بی تردید من بنده خدایم، به من کتاب عطا کرده و مرا پیامبر قرار داده است.///نوزاد [از میان گهواره] گفت: بی تردید من بنده خدایم، به من کتاب عطا کرده و مرا پیامبر قرار داده است.///کودک گفت: من بنده خدایم، به من کتاب داده و مرا پیامبر گردانیده است.///[کودک‌] گفت: منم بنده‌ى خداوند که به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است/// [کودک‌] گفت: «منم بنده خدا، به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است،///[عیسى به سخن آمد و] گفت: «منم بنده‌ى خدا! او به من کتاب داده و مرا پیامبر کرده است.///آن طفل (به امر خدا به زبان آمد و) گفت: همانا من بنده خاص خدایم که مرا کتاب آسمانی و شرف نبوت عطا فرمود.///[نوزاد به سخن درآمده و] گفت من بنده خداوندم که به من کتاب آسمانی داده است و مرا پیامبر گردانیده است‌///(ناگهان عیسی زبان به سخن گشود و) گفت: «من بنده خدایم؛ او کتاب (آسمانی) به من داده؛ و مرا پیامبر قرار داده است!///گفت همانا منم بنده خدا داد به من کتاب را و گردانید مرا پمیبری‌///(کودک) گفت: «همانا من بنده‌ی خدایم، به من کتاب داد و مرا پیامبری برجسته نهاد.» quran_en_fa "And He hath made me blessed wheresoever I be, and hath enjoined on me Prayer and Charity as long as I live; و هر جا که باشم بسیار بابرکت و سودمندم قرار داده، و مرا تا زنده‌ام به نماز و زکات سفارش کرده است.///و هر جا که باشم بسیار بابرکت و سودمندم قرار داده، و مرا تا زنده‌ام به نماز و زکات سفارش کرده است.///و هر جا که باشم مرا برکت داده و تا زنده‌ام به نماز و زکات وصیت کرده است.///و هر جا که باشم مرا وجودى مبارک ساخته، و تا زنده‌ام مرا به نماز و زکات سفارش کرده است///و هر جا که باشم مرا با برکت ساخته، و تا زنده‌ام به نماز و زکات سفارش کرده است،///و هرجا که باشم، خداوند مرا مایه‌ى برکت قرار داده، و تا زنده‌ام مرا به نماز و زکات سفارش کرده است.///و مرا هر کجا که باشم مایه برکت (و رحمت) گردانید، و تا زنده‌ام به عبادت نماز و زکات سفارش کرد.///و مرا، هر جا که باشم، مبارک گردانیده و مرا مادام که زنده باشم به نماز و زکات سفارش فرموده است‌///و مرا -هر جا که باشم- وجودی پربرکت قرار داده؛ و تا زمانی که زنده‌ام، مرا به نماز و زکات توصیه کرده است!///و گردانید مرا فرخنده هر کجا باشم و توصیه کرد مرا به نماز و زکات مادامی که هستم زنده‌///«و هر جا که بوده‌ام مرا برکت‌یافته ساخت و تا زنده‌ام به نماز و زکات سفارشم کرد.» quran_en_fa "(He) hath made me kind to my mother, and not overbearing or miserable; و مرا نسبت به مادرم نیکوکار [و خوش رفتار] گردانیده و گردنکش و تیره بختم قرار نداده است.///و مرا نسبت به مادرم نیکوکار [و خوش رفتار] گردانیده و گردنکش و تیره بختم قرار نداده است.///و نیز نیکى کردن به مادرم. و مرا جبار و شقى نساخته است.///و مرا نسبت به مادرم نیکوکار کرده و زورگو و نافرمانم نگردانیده است///و مرا نسبت به مادرم نیکوکار کرده و زورگو و نافرمانم نگردانیده است،///و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده، و [نسبت به مردم،] ستمگر و سنگدل قرار نداده است.///و مرا نیکوکار به مادرم ساخت و مرا ستمکار و شقی نگردانید.///و نیز مرا در حق مادرم نیکوکار گردانده و مرا زورگوی سخت دل نگردانده است‌///و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده؛ و جبار و شقی قرار نداده است!///و نکوکاری به مادرم و نگردانیدم فرمانفرمائی تیره‌بخت‌///«و (مرا) نسبت به مادرم نیکوکار نمود. و زورگو و سخت‌دلم نگردانید.» quran_en_fa "So peace is on me the day I was born, the day that I die, and the day that I shall be raised up to life (again)"! و سلام بر من روزی که زاده شدم، و روزی که می‌میرم، و روزی که زنده برانگیخته می‌شوم.///و سلام بر من روزی که زاده شدم، و روزی که می‌میرم، و روزی که زنده برانگیخته می‌شوم.///سلام بر من؛ روزى که زاده شدم و روزى که مى‌میرم و روزى که دیگر بار زنده برانگیخته مى‌شوم.///و درود بر من روزى که زاده شدم و روزى که مى‌میرم و روزى که زنده برانگیخته مى‌شوم///و درود بر من، روزى که زاده شدم و روزى که مى‌میرم و روزى که زنده برانگیخته مى‌شوم.»///و درود بر من، روزى که زاده شدم، و روزى که مى‌میرم، و روزى که زنده برانگیخته مى‌شوم.»///و سلام حق بر من است روزی که به دنیا آمدم و روزی که از جهان بروم و روزی که (برای زندگانی ابدی) باز زنده برانگیخته شوم.///و بر من در روزی که زادم و در روزی که درگذرم و روزی که زنده برانگیخته شوم درود باد///و سلام (خدا) بر من، در آن روز که متولد شدم، و در آن روز که می‌میرم، و آن روز که زنده برانگیخته خواهم شد!»///و درود بر من روزی که زادم و روزی که می‌میرم و روزی که برانگیخته شوم زنده‌///«و سلام (و سلامتی) بر من، روزی که زاده شدم، و روزی که می‌میرم، و روزی (هم) -در حالی‌که (در برزخ) زنده‌ام- برانگیخته می‌شوم.» quran_en_fa Such (was) Jesus the son of Mary: (it is) a statement of truth, about which they (vainly) dispute. این است عیسی بن مریم، همان قول حق که [یهود و نصاری] درباره او در تردیدند.///این است عیسی بن مریم، همان قول حق که [یهود و نصاری] درباره او در تردیدند.///این است عیسى بن مریم -به سخن حق- همان که در باره او در تردید بودند.///این است ماجراى عیسى پسر مریم، همان سخن حقى که در آن تردید مى‌کنند///این است [ماجراى‌] عیسى پسر مریم، [همان‌] گفتار درستى که در آن شک مى‌کنند.///این است [ماجرای] عیسى، پسر مریم؛ [همان] گفتار درستى که [یهود و نصارا‌] در آن شک مى‌کنند.///این است (قضیه) عیسی بن مریم که مردم در امر خلقتش شک و ریب دارند، اکنون به سخن حق و صواب، حقیقت حالش بیان گردید.///[آری‌] این است عیسی بن مریم، این سخن راست و درستی است که آنان در آن شک و شبهه دارند///این است عیسی پسر مریم؛ گفتار حقی که در آن تردید می‌کنند!///این است عیسی پسر مریم سخن حقی که در آن شک می‌کنند///این است عیسی پسر مریم؛ گفته‌ی حقی که در آن دو دلی می‌کنند. quran_en_fa It is not befitting to (the majesty of) Allah that He should beget a son. Glory be to Him! when He determines a matter, He only says to it, "Be", and it is. خدا را نسزد که هیچ فرزندی [برای خود] برگیرد؛ او منزه است؛ چون پدید آمدن چیزی را اراده کند، فقط به آن می‌گوید: باش، پس بی درنگ موجود می‌شود.///خدا را نسزد که هیچ فرزندی [برای خود] برگیرد؛ او منزه است؛ چون پدید آمدن چیزی را اراده کند، فقط به آن می‌گوید: باش، پس بی درنگ موجود می‌شود.///نسزد خداوند را که فرزندى برگیرد. منزه است. چون اراده کارى کند، مى‌گوید: موجود شو. پس موجود مى‌شود.///خدا را نسزد که فرزندى برگیرد. منزه است او. چون کارى را اراده کند، به آن فقط مى‌گوید: باش و مى‌شود///خدا را نسزد که فرزندى برگیرد. منزه است او؛ چون کارى را اراده کند، همین قدر به آن مى‌گوید: «موجود شو»، پس بى‌درنگ موجود مى‌شود.///شایسته نیست که خداوند فرزندى برگزیند، او منزه است، هرگاه انجام کارى را اراده کند، همین­قدر که بگوید: موجود باش، بى‌درنگ موجود مى‌شود.///خدا را هرگز نشاید که فرزندی اتخاذ کند، که وی منزه از آن است، (او قادری است که) چون حکم نافذش به ایجاد چیزی تعلق گیرد همین که گوید: «موجود باش» بی‌درنگ آن چیز موجود می‌شود.///سزاوار نیست که خداوند فرزندی برگیرد، او منزه است، آنگاه که کاری را مقرر فرماید فقط به آن می‌گوید، موجود شو، و بی‌درنگ موجود می‌شود///هرگز برای خدا شایسته نبود که فرزندی اختیار کند! منزه است او! هرگاه چیزی را فرمان دهد، می‌گوید: «موجود باش!» همان دم موجود می‌شود!///نبوده است خدا که برگیرد فرزندی منزه است او هر گاه بگذراند کاری را جز این نیست که گوید بدو بشو پس می‌شود///برای خدا هرگز (شایسته) نبوده است که هیچ فرزندی برگزیند. (او) بسی منزه است‌. چون چیزی را اراده کند، تنها به آن می‌گوید: «شو»، پس (بی‌درنگ) می‌شود. quran_en_fa Verily Allah is my Lord and your Lord: Him therefore serve ye: this is a Way that is straight. [عیسی گفت:] بی تردید خدا [ی یکتا] پروردگار من و شماست؛ پس او را بپرستید [که] این راهی راست است.///[عیسی گفت:] بی تردید خدا [ی یکتا] پروردگار من و شماست؛ پس او را بپرستید [که] این راهی راست است.///و الله پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید، که راه راست این است.///و بى‌تردید، الله پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بندگى کنید که راه راست همین است///و در حقیقت، خداست که پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید. این است راه راست.///و [عیسى گفت:] «در حقیقت خدا پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید که راه مستقیم، همین [بندگى او] است.»///خدای یکتا پروردگار من و شماست، او را پرستید که راه راست همین راه خداپرستی است.///و خداوند پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستید که این راه راست است‌///و خداوند، پروردگار من و شماست! او را پرستش کنید؛ این است راه راست!///و همانا خدا است پروردگار من و پروردگار شما پس بپرستیدش این است راه راست‌///و به‌راستی، خدا پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید (که) این راهی است راست. quran_en_fa But the sects differ among themselves: and woe to the unbelievers because of the (coming) Judgment of a Momentous Day! ولی گروه هایی از میان آنان [درباره عیسی] اختلاف کردند، پس وای بر کسانی که [با افراط در شأن عیسی] کافر شدند از حضور در روزی بزرگ!///ولی گروه هایی از میان آنان [درباره عیسی] اختلاف کردند، پس وای بر کسانی که [با افراط در شأن عیسی] کافر شدند از حضور در روزی بزرگ!///گروه‌ها با هم اختلاف کردند، پس واى بر کافران به هنگام حضور در آن روز بزرگ.///اما گروه‌هایى از میان آنها اختلاف کردند، پس واى براى کافران از حضور در روزى بزرگ///اما دسته‌ها [ى گوناگون‌] از میان آنها به اختلاف پرداختند، پس واى بر کسانى که کافر شدند از مشاهده روزى دهشتناک.///پس گروه‌هایى از میان پیروانش [درباره وى] به اختلاف پرداختند، [برخى او را خدا دانستند، و برخى فرزند خدا،] پس واى بر کافران از حضور در روز بزرگ [قیامت].///آن‌گاه طوایف مردم (یعنی نصاری) در میان خود (درباره مسیح پسر مریم) اختلاف کردند (برخی او را از کفر و جهل، خدا دانستند و برخی پسر خدا و برخی پسر یوسف نجارش خواندند)، پس وای بر این مردم کافر از حضور در آن روز بزرگ قیامت.///ولی گروه منکران در میان خود اختلاف‌ورزیدند، پس وای بر کافران از حضور در روزی سترگ‌///ولی (بعد از او) گروه‌هایی از میان پیروانش اختلاف کردند؛ وای به حال کافران از مشاهده روز بزرگ (رستاخیز)!///پس اختلاف کردند گروه‌ها از میان ایشان پس وای بر آنان که کفر ورزیدند از دیدار روزی بزرگ‌///پس آن گروه‌ها (ی گوناگون) از میانشان به اختلاف پرداختند. پس وای برای کسانی که کافر شدند از حضور (در) دیدگاه روزی بزرگ. quran_en_fa How plainly will they see and hear, the Day that they will appear before Us! but the unjust today are in error manifest! آنان روزی که به سوی ما می‌آیند [نسبت به حقایق] چه شنوا و چه بینا می‌شوند، ولی امروز ستمکاران در گمراهی آشکارند.///آنان روزی که به سوی ما می‌آیند [نسبت به حقایق] چه شنوا و چه بینا می‌شوند، ولی امروز ستمکاران در گمراهی آشکارند.///چه خوب مى‌شنوند و چه خوب مى‌بینند آن روز که نزد ما مى‌آیند. ولى ستمکاران امروز در گمراهى آشکارى هستند.///روزى که پیش ما آیند چه شنوا و چه بینا خواهند بود، ولى ستمگران امروز در گمراهى آشکارند///چه شنوا و بینایند روزى که به سوى ما مى‌آیند، ولى ستمگران امروز در گمراهى آشکارند.///چه خوب شنوا و بینایند روزى که به سوى ما مى‌آیند، ولى ستمگران امروز در گمراهى آشکارند.///روز محشر که خلق به سوی ما بازآیند چقدر شنوا و بینا شوند! ولی امروز (که باید حقیقت را بشنوند و ببینند) مردم ستمکار همه به گمراهی و ضلالت آشکار فرو رفته‌اند.///روزی که نزد ما آیند چقدر شنوا و چقدر بینا هستند، ولی امروز ستمگران در گمراهی آشکارند///در آن روز که نزد ما می‌آیند، چه گوشهای شنوا و چه چشمهای بینایی پیدا می‌کنند! ولی این ستمگران امروز در گمراهی آشکارند!///چه شنوایند به ایشان و چه بینا روزی که آیند ما را لیکن ستمگرانند در آن روز در گمراهی آشکار///(ببین) چه شنوا و بینایند روزی که سوی ما می‌آیند! ولی ستمگران امروز در گمراهی آشکارگرند. quran_en_fa But warn them of the Day of Distress, when the matter will be determined: for (behold,) they are negligent and they do not believe! و آنان را از روز حسرت آن گاه که کار از کار بگذرد بترسان، در حالی که آنان در بی خبری [شدیدی] هستند و ایمان نمی‌آورند.///و آنان را از روز حسرت آن گاه که کار از کار بگذرد بترسان، در حالی که آنان در بی خبری [شدیدی] هستند و ایمان نمی‌آورند.///آنان را از روز حسرت که کار به پایان آمده و آنان همچنان در حال غفلت و بى‌ایمانى هستند بترسان.///و آنها را از روز حسرت آنگاه که کار تمام مى‌شود بترسان، و حال آن که هم اکنون غافلند و ایمان نمى‌آورند///و آنان را از روز حسرت بیم ده، آنگاه که داورى انجام گیرد، و حال آنکه آنها [اکنون‌] در غفلتند و سر ایمان آوردن ندارند.///و آنان را از روز ندامت و حسرت، [روز رستاخیز‌] بترسان، آن هنگام که کار تمام شود [و همه چیز پایان یابد؛ ولی اکنون] آنان در غفلتند و ایمان نمى‌آورند.///و (ای رسول ما) امت را از روز غم و حسرت (یعنی روز مرگ و قیامت) بترسان که آن روز دیگر کارشان گذشته است و آنها سخت از آن روز غافلند و به آن ایمان نمی‌آورند.///و آنان را از روز حسرت بترسان، که امر [الهی‌] تحقق یابد و آنان غافلند و ایمان نیاورند///آنان را از روز حسرت [= روز رستاخیز که برای همه مایه تأسف است‌] بترسان، در آن هنگام که همه چیز پایان می‌یابد! و آنها در غفلتند و ایمان نمی‌آورند!///و بترسانشان روز دریغ (حسرت) را هنگامی که گذشت کار و ایشانند در غفلتی و ایمان نمی‌آورند///و آنان را (از) آن روز حسرت بیم ده، چون داوری انجام گرفت. حال آنکه آنان در (ژرفای) غفلتند و آنان ایمان نمی‌آورند. quran_en_fa It is We Who will inherit the earth, and all beings thereon: to Us will they all be returned. یقینا ماییم که زمین و همه کسانی را که روی آن قرار دارند به میراث می‌بریم و [همه] به سوی ما بازگردانده می‌شوند.///یقینا ماییم که زمین و همه کسانی را که روی آن قرار دارند به میراث می‌بریم و [همه] به سوی ما بازگردانده می‌شوند.///هر آینه ما زمین و هر که را بر روى آن است به ارث مى‌بریم و همه به نزد ما بازگردانده مى‌شوند.///ماییم که زمین را با هر که در آن است به میراث مى‌بریم و همه به سوى ما بازگردانده مى‌شوند///ماییم که زمین را با هر که در آن است، به میراث مى‌بریم و [همه‌] به سوى ما بازگردانیده مى‌شوند.///تنها ماییم که زمین و اهلش را به ارث مى‌بریم و [همه] به سوى ما بازگردانده مى‌شوند.///تنها ماییم که (پس از فنای خلق و انتقالشان به عالم آخرت) زمین و اهلش را وارث می‌شویم و همه به سوی ما بازگردانده خواهند شد.///ما زمین را با هر که روی آن است، میراث می‌بریم و به سوی ما بازگردانده شوند///ما، زمین و تمام کسانی را که بر آن هستند، به ارث می‌بریم؛ و همگی بسوی ما بازگردانده می‌شوند!///همانا ما خود میراث بریم زمین را و آنکه بر آن است و بسوی ما بازگردانیده شوند///بی‌گمان ما، (همین) ما زمین را -با هر که بر آن است- به میراث می‌بریم، و تنها سوی ما بازگردانیده می‌شوند. quran_en_fa (Also mention in the Book (the story of) Abraham: He was a man of Truth, a prophet. و در این کتاب، [سرگذشت] ابراهیم را یاد کن، یقینا او بسیار راستگو و پیامبر بود.///و در این کتاب، [سرگذشت] ابراهیم را یاد کن، یقینا او بسیار راستگو و پیامبر بود.///و در این کتاب ابراهیم را یاد کن که او پیامبرى راستگو بود.///و در این کتاب ابراهیم را یاد کن. به راستى او پیامبرى بسیار راستگو [و درست کردار] بود///و در این کتاب به یاد ابراهیم پرداز، زیرا او پیامبرى بسیار راستگوى بود.///و در این کتاب، ابراهیم را یاد کن، که او پیامبرى راستگو و راست‌کردار بود.///و یاد کن در کتاب خود شرح حال ابراهیم را که او شخص بسیار راستگو و پیغمبری بزرگ بود.///و در کتاب آسمانی از ابراهیم یاد کن که صدیقی پیامبر بود///در این کتاب، ابراهیم را یاد کن، که او بسیار راستگو، و پیامبر (خدا) بود!///و یاد کن در کتاب ابراهیم را که بوده است او راستگوی پیمبری‌///و در (این) کتاب ابراهیم را یاد کن. به‌راستی او بسی راست (و) پیامبری برجسته بود. quran_en_fa Behold, he said to his father: "O my father! why worship that which heareth not and seeth not, and can profit thee nothing? آن گاه که به پدر [خوانده] اش گفت: پدرم! چرا چیزی را که نمی‌شنود و نمی‌بیند و نمی‌تواند هیچ آسیب و گزندی را از تو برطرف کند، می‌پرستی!؟///آن گاه که به پدر [خوانده] اش گفت: پدرم! چرا چیزی را که نمی‌شنود و نمی‌بیند و نمی‌تواند هیچ آسیب و گزندی را از تو برطرف کند، می‌پرستی!؟///آنگاه که پدرش را گفت: اى پدر، چرا چیزى را که نه مى‌شنود و نه مى‌بیند و نه هیچ نیازى از تو برمى‌آورد، مى‌پرستى؟///هنگامى که به پدرش گفت: اى پدر! چرا چیزى را مى‌پرستى که نمى‌شنود و نمى‌بیند و از تو نیازى را برطرف نمى‌سازد///چون به پدرش گفت: «پدر جان، چرا چیزى را که نمى‌شنود و نمى‌بیند و از تو چیزى را دور نمى‌کند مى‌پرستى؟///آن‌گاه که به [عموى مشرکش آزر که به جای] پدرش [سرپرستی او را به عهده داشت]، گفت: «اى پدر! چرا چیزى را مى‌پرستى که نمى‌شنود و نمى‌بیند و تو را از هیچ چیز بى‌نیاز نمى‌کند؟!///هنگامی که با پدر خود (یعنی عموی خویش آزر) گفت: ای پدر، چرا بتی جماد را که چشم و گوش (و حس و هوشی) ندارد و هیچ رفع حاجتی از تو نتواند کرد پرستش می‌کنی؟///آنگاه که به پدرش گفت پدرجان چرا چیزی را می‌پرستی که نمی‌بیند و نمی‌شنود و به حال تو سودی ندارد///هنگامی که به پدرش گفت: «ای پدر! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود، و نه می‌بیند، و نه هیچ مشکلی را از تو حل می‌کند؟!///هنگامی که گفت به پدر خود ای پدر من چرا می‌پرستی آنچه را نمی‌شنود و نمی‌بیند و نه بی‌نیاز می‌کند از تو به چیزی‌///چون به پدرش گفت: «پدرم! چرا چیزی را که نمی‌شنود و نمی‌بیند و تو را از چیزی بی‌نیاز نمی‌کند می‌پرستی‌؟» quran_en_fa "O my father! to me hath come knowledge which hath not reached thee: so follow me: I will guide thee to a way that is even and straight. پدرم! همانا برای من [از طریق وحی] دانشی آمده که تو را نیامده؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی راست راهنمایی کنم.///پدرم! همانا برای من [از طریق وحی] دانشی آمده که تو را نیامده؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی راست راهنمایی کنم.///اى پدر، مرا دانشى داده‌اند که به تو نداده‌اند. پس، از من پیروى کن تا تو را به راه راست هدایت کنم.///اى پدر! به راستى مرا از دانش [وحى، حقایقى‌] به دست آمده که تو را نیامده است، پس از من پیروى کن تا تو را به راهى راست هدایت نمایم///اى پدر، به راستى مرا از دانش [وحى، حقایقى به دست‌] آمده که تو را نیامده است. پس، از من پیروى کن تا تو را به راهى راست هدایت نمایم،///اى پدر! به راستی دانشى [از جانب حق] براى من آمده که براى تو نیامده است؛ بنابراین، از من پیروى کن تا تو را به راه راست هدایت کنم.///ای پدر، مرا (از وحی خدا) علمی آموختند که تو را آن علم نیاموخته‌اند، پس تو مرا پیروی کن تا به راه راستت هدایت کنم.///پدرجان از علم [وحی‌] چیزی به من رسیده است که به تو نرسیده است، پس از من پیروی کن که تو را به راهی راست رهنمایی کنم‌///ای پدر! دانشی برای من آمده که برای تو نیامده است؛ بنابر این از من پیروی کن، تا تو را به راه راست هدایت کنم!///ای پدر من همانا بیامده است مرا از دانش آنچه نیامده است تو را پس پیرویم کن تا رهبریت کنم راهی راست را///«پدرم! به‌راستی مرا به‌درستی از دانش وحی، حقایقی آمده که تو را نیامده. پس مرا پیروی کن، تا تو را به راهی راست (بدون افراط و تفریط) هدایت کنم.» quran_en_fa "O my father! serve not Satan: for Satan is a rebel against (Allah) Most Gracious. پدرم! شیطان را مپرست؛ زیرا شیطان همواره نسبت به خدا نافرمان است.///پدرم! شیطان را مپرست؛ زیرا شیطان همواره نسبت به خدا نافرمان است.///اى پدر، شیطان را مپرست، زیرا شیطان خداى رحمان را نافرمان بود.///اى پدر! شیطان را مپرست که شیطان نسبت به خداى رحمان نافرمان بوده است///پدر جان، شیطان را مپرست، که شیطان [خداى‌] رحمان را عصیانگر است،///اى پدر! شیطان را [با اطاعت از او] پرستش مکن، که شیطان [خداى] رحمان را نافرمان است.///ای پدر، هرگز شیطان را نپرست که شیطان سخت با خدای رحمان مخالفت و عصیان کرد.///پدرجان شیطان را مپرست، که شیطان در برابر خداوند رحمان سرکش است‌///ای پدر! شیطان را پرستش مکن، که شیطان نسبت به خداوند رحمان، عصیانگر بود!///ای پدر من پرستش نکن شیطان را که شیطان است برای خدای مهربان نابفرمان‌///«پدرم! شیطان را نپرست. شیطان بی‌گمان بر (خدای) رحمتگر بر آفریدگان عصیانگر بوده است.» quran_en_fa "O my father! I fear lest a Penalty afflict thee from (Allah) Most Gracious, so that thou become to Satan a friend." پدرم! به یقین می‌ترسم که عذابی از سوی [خدای] رحمان به تو برسد، و در نتیجه همنشین شیطان شوی.///پدرم! به یقین می‌ترسم که عذابی از سوی [خدای] رحمان به تو برسد، و در نتیجه همنشین شیطان شوی.///اى پدر، مى‌ترسم عذابى از جانب خداى رحمان به تو رسد و تو دوستدار شیطان باشى.///اى پدر! من از آن مى‌ترسم که از جانب خداى رحمان عذابى به تو رسد و تو یار شیطان گروى///پدر جان، من مى‌ترسم از جانب [خداى‌] رحمان عذابى به تو رسد و تو یار شیطان باشى.»///اى پدر! من مى‌ترسم که از جانب [خداى] رحمان عذابى به تو رسد، و تو براى شیطان دوست و یاور باشى.»///ای پدر، از آن سخت می‌ترسم که از خدای مهربان بر تو قهر و عذاب رسد و (به دوزخ) با شیطان یار و یاور باشی.///پدرجان می‌ترسم که عذابی از سوی خداوند رحمان به تو برسد و دوستدار شیطان شوی‌///ای پدر! من از این می‌ترسم که از سوی خداوند رحمان عذابی به تو رسد، در نتیجه از دوستان شیطان باشی!»///ای پدر من همانا می‌ترسم برسدت عذابی از خدای مهربان که بشوی برای شیطان دوستی‌///«پدرم! من بسی می‌ترسم که از جانب (خدای) رحمان عذابی به تو در رسد، پس تو دنباله‌رو شیطان باشی.» quran_en_fa (The father) replied: "Dost thou hate my gods, O Abraham? If thou forbear not, I will indeed stone thee: Now get away from me for a good long while!" گفت: ای ابراهیم! آیا تو از معبودهای من روی گردانی؟ اگر [از بت ستیزی] باز نایستی، قطعا تو را سنگسار می‌کنم، و [تا از من آسیبی به تو نرسیده] زمانی طولانی از من دور شو.///گفت: ای ابراهیم! آیا تو از معبودهای من روی گردانی؟ اگر [از بت ستیزی] باز نایستی، قطعا تو را سنگسار می‌کنم، و [تا از من آسیبی به تو نرسیده] زمانی طولانی از من دور شو.///گفت: اى ابراهیم، آیا از خدایان من بیزار هستى؟ اگر بازنایستى سنگسارت مى‌کنم. اکنون زمانى دراز از من دور باش.///گفت: اى ابراهیم! آیا تو از خدایان من بیزارى؟ اگر دست بر ندارى تو را سنگسار خواهم کرد، و مدت زیادى از من دور شو///گفت: «اى ابراهیم، آیا تو از خدایان من متنفرى؟ اگر باز نایستى تو را سنگسار خواهم کرد، و [برو] براى مدتى طولانى از من دور شو.»///گفت: «اى ابراهیم! آیا از خدایان من بیزارى؟ اگر [از این روش] دست برندارى، قطعا تو را سنگسار خواهم کرد و [اکنون] براى مدتى طولانى از من دور شو!»///گفت: ای ابراهیم، تو مگر از خدایان من روگردان و بی‌عقیده شدی؟ چنانچه دست (از مخالفت بتان) برنداری بی‌گمان تو را سنگسار کنم، و گرنه سالها از من به دور باش.///گفت ای ابراهیم آیا از خدایان من روی بر می‌تابی؟ اگر دست برنداری سنگسارت می‌کنم و روزگاری دراز از من دور شو///گفت: «ای ابراهیم! آیا تو از معبودهای من روی گردانی؟! اگر (از این کار) دست برنداری، تو را سنگسار می‌کنم! و برای مدتی طولانی از من دور شو!»///گفت آیا روی گرداننده‌ای از خدایانم ای ابراهیم اگر کوتاه نیائی هر آینه سنگسارت می‌کنم و دوری گزین از من روزگاری دراز (یا اندک اندک)///(آزر) گفت: «ابراهیم! آیا تو از خدایان من رویگردانی‌؟ هر آینه اگر (به این رویگردانی) پایان ندهی، بی‌چون تو را به‌راستی سنگسار خواهم کرد. (برو) و مدتی طولانی از من دور شو.» quran_en_fa Abraham said: "Peace be on thee: I will pray to my Lord for thy forgiveness: for He is to me Most Gracious. ابراهیم گفت: سلام بر تو، به زودی از پروردگارم برای تو آمرزش می‌خواهم؛ زیرا او همواره نسبت به من بسیار نیکوکار و مهربان است.///ابراهیم گفت: سلام بر تو، به زودی از پروردگارم برای تو آمرزش می‌خواهم؛ زیرا او همواره نسبت به من بسیار نیکوکار و مهربان است.///گفت: تو را سلامت باد. از پروردگارم برایت آمرزش خواهم خواست. زیرا او بر من مهربان است.///[ابراهیم‌] گفت: سلام بر تو، به زودى من از خدایم براى تو آمرزش مى‌طلبم، که او با من بسیار مهربان است/// [ابراهیم‌] گفت: «درود بر تو باد، به زودى از پروردگارم براى تو آمرزش مى‌خواهم، زیرا او همواره نسبت به من پر مهر بوده است،///[ابراهیم] گفت: «بدرود! به زودى از پروردگارم براى تو آمرزش مى‌خواهم، زیرا او همواره نسبت به من بسیار مهربان بوده است.///باز ابراهیم گفت: سلامت باشی، من از خدای خود برای تو آمرزش خواهم خواست، که او بسیار در حق من مهربان است.///[ابراهیم‌] گفت سلام بر تو، زودا که از پروردگارم برایت آمرزش خواهم که او به من مهربان است‌///(ابراهیم) گفت: «سلام بر تو! من بزودی از پروردگارم برایت تقاضای عفو می‌کنم؛ چرا که او همواره نسبت به من مهربان بوده است!///گفت سلام بر تو زود است آمرزش خواهم برای تو از پروردگار خویش همانا او بوده است به من مهربان‌///(ابراهیم) گفت: «درود بر تو! به زودی از پروردگارم برایت پوشش می‌خواهم، او همواره نسبت به من پر مهر و لطف بوده است.» quran_en_fa "And I will turn away from you (all) and from those whom ye invoke besides Allah: I will call on my Lord: perhaps, by my prayer to my Lord, I shall be not unblest." و من از شما و معبودانی که به جای خدا می‌خوانید، کناره می‌گیرم و پروردگارم را می‌خوانم، امید است در خواندن پروردگارم [از اجابت او] محروم و بی بهره نباشم.///و من از شما و معبودانی که به جای خدا می‌خوانید، کناره می‌گیرم و پروردگارم را می‌خوانم، امید است در خواندن پروردگارم [از اجابت او] محروم و بی بهره نباشم.///از شما و از آن چیزهایى که به جاى خداى یکتا مى‌خوانید کناره مى‌گیرم و پروردگار خود را مى‌خوانم، باشد که چون پروردگارم را بخوانم محروم نشوم.///و از شما و از آن چیزها که به جاى خدا مى‌خوانید کناره مى‌گیرم و پروردگار خود را مى‌خوانم. امیدوارم که در خواندن پروردگارم بى‌پاسخ نمانم///و از شما و [از] آنچه غیر از خدا مى‌خوانید کناره مى‌گیرم و پروردگارم را مى‌خوانم. امیدوارم که در خواندن پروردگارم ناامید نباشم.»///و من از شما و آنچه غیر خدا مى‌خوانید، کناره مى‌گیرم و پروردگارم را مى‌خوانم. امیدوارم که در خواندن پروردگارم محروم [و بى‌پاسخ] نمانم.»///من از شما و بتانی که به جای خدا می‌پرستید دوری کرده و خدای یکتایم را می‌خوانم و امیدوارم که چون او را بخوانم از درگاه لطفش محروم نمانم (و مرا از شر مشرکان حفظ کند).///و از شما و آنچه به جای خداوند می‌پرستید کناره می‌کنم و پروردگارم را می‌خوانم، باشد که در دعای پروردگارم سخت دل نباشم‌///و از شما، و آنچه غیر خدا می‌خوانید، کناره‌گیری می‌کنم؛ و پروردگارم را می‌خوانم؛ و امیدوارم در خواندن پروردگارم بی‌پاسخ نمانم!»///و دوری گزینم از شما و آنچه خوانید جز خدا و می‌خوانم پروردگار خود را شاید نباشم به خواندن پروردگارم تیره‌روز///«و از شما و (از) آنچه غیر از خدا می‌پرستید کناره می‌گیرم، و خدایم را می‌خوانم، و از او درخواست کنم؛ امید که به خواندن و درخواست از پروردگارم سخت‌دل نباشم.» quran_en_fa When he had turned away from them and from those whom they worshipped besides Allah, We bestowed on him Isaac and Jacob, and each one of them We made a prophet. پس هنگامی که از آنان و آنچه جز خدا می‌پرستیدند، کناره گرفت، اسحاق ویعقوب را به او بخشیدیم وهر یک را پیامبر قرار دادیم.///پس هنگامی که از آنان و آنچه جز خدا می‌پرستیدند، کناره گرفت، اسحاق ویعقوب را به او بخشیدیم وهر یک را پیامبر قرار دادیم.///چون از آنها و آنچه جز خداى یکتا مى‌پرستیدند کناره گرفت، اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم و همه را پیامبرى دادیم،///و چون از آنها و از آنچه سواى خدا مى‌پرستیدند کناره گرفت، اسحاق و یعقوب را به او عطا کردیم و همه را پیامبر نمودیم///و چون از آنها و [از] آنچه به جاى خدا مى‌پرستیدند کناره گرفت، اسحاق و یعقوب را به او عطا کردیم و همه را پیامبر گردانیدیم.///چون ابراهیم از مشرکان و از آنچه به جاى خدا مى‌پرستیدند، کناره گرفت، ما اسحاق و [فرزندش] یعقوب را به او بخشیدیم و همه را پیامبر قرار دادیم.///و چون ابراهیم از آن قوم و بتانی که به جای خدا می‌پرستیدند دوری گزید ما هم (به لطف و رحمت خود) به او اسحاق و (فرزند او) یعقوب را عطا کردیم و به همه شرف نبوت بخشیدیم.///و چون از ایشان و آنچه به جای خداوند می‌پرستیدند، کناره گرفت، به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را پیامبر گرداندیم‌///هنگامی که از آنان و آنچه غیر خدا می‌پرستیدند کناره‌گیری کرد، ما اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم؛ و هر یک را پیامبری (بزرگ) قرار دادیم!///پس هنگامی که دوری گزید از ایشان و آنچه می‌پرستیدند جز خدا بخشیدیم بدو اسحق و یعقوب را و هر کدام را گردانیدیم پیمبری‌///پس هنگامی که از آنها و (از) آنچه به جای خدا می‌پرستیدند کناره گرفت، اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم، و هر یک را پیامبری برجسته گردانیدیم. quran_en_fa And We bestowed of Our Mercy on them, and We granted them lofty honour on the tongue of truth. و به آنان از رحمت خود بخشیدیم، وبرای آنان [در میان مردم] نامی نیک و ستایشی والامرتبه قرار دادیم.///و به آنان از رحمت خود بخشیدیم، وبرای آنان [در میان مردم] نامی نیک و ستایشی والامرتبه قرار دادیم.///و رحمت خویش را به آنها ارزانى داشتیم و سخن نیکو و آوازه بلند دادیم.///و آنها را از رحمت خویش بهره‌مند ساختیم، و نام نیک و بلندى [در میان امت‌ها] برایشان قرار دادیم///و از رحمت خویش به آنان ارزانى داشتیم، و ذکر خیر بلندى برایشان قرار دادیم.///و از رحمت خویش به آنها عطا کردیم و براى آنان [در میان مردم] نام نیکو و آوازه‌ی بلند قرار دادیم.///و آنها را از رحمت خود بهره‌مند ساختیم و بر زبان عالمی آوازه نکونامی‌شان را بلند گردانیدیم.///و به آنان از رحمت خویش بخشیدیم و برای آنان آوازه راستین و بلند پدید آوردیم‌///و از رحمت خود به آنان عطا کردیم؛ و برای آنها نام نیک و مقام برجسته‌ای (در میان همه امتها) قرار دادیم!///و بخشیدیم بدیشان از رحمت خود و نهادیم برای ایشان زبان راستیی فرازنده‌///و برخی از رحمت خویش را به آنان بخشیدیم، و زبانی راستین (و) بلندمرتبه برایشان قرار دادیم. quran_en_fa Also mention in the Book (the story of) Moses: for he was specially chosen, and he was a messenger (and) a prophet. و در این کتاب، [سرگذشت] موسی را یاد کن، بی تردید او انسانی خالص شده و فرستاده‌ای پیامبر بود.///و در این کتاب، [سرگذشت] موسی را یاد کن، بی تردید او انسانی خالص شده و فرستاده‌ای پیامبر بود.///و در این کتاب، موسى را یاد کن. او بنده‌اى مخلص و فرستاده‌اى پیامبر بود.///و در این کتاب از موسى یاد کن، همانا او خالص شده و فرستاده‌اى پیامبر بود///و در این کتاب از موسى یاد کن، زیرا که او پاکدل و فرستاده‌اى پیامبر بود.///و در این کتاب، از موسى یاد کن، زیرا که او بنده‌ى [برگزیده و] خالص‌شده [خدا] و فرستاده‌اى پیامبر بود.///و یاد کن در کتاب خود شرح حال موسی را که او بنده‌ای برگزیده و رسولی بزرگ و مبعوث به پیمبری بود.///و در کتاب آسمانی از موسی یاد کن که او اخلاص یافته و فرستاده‌ای پیامبر بود///و در این کتاب (آسمانی) از موسی یاد کن، که او مخلص بود، و رسول و پیامبری والا مقام!///و یاد کن در کتاب موسی را که او است ناآلوده و بوده است پیمبری فرستاده شده‌///و در کتاب، موسی را یاد کن (که) همواره او پاک‌شده‌ای (ربانی) و (نیز) فرستاده‌ای برجسته بود. quran_en_fa And we called him from the right side of Mount (Sinai), and made him draw near to Us, for mystic (converse). و او را از جانب راست طور ندا کردیم، و او را در حالی که با وی راز گفتیم، مقرب خود قرار دادیم.///و او را از جانب راست طور ندا کردیم، و او را در حالی که با وی راز گفتیم، مقرب خود قرار دادیم.///و او را از جانب راست کوه طور ندا دادیم و نزدیکش ساختیم تا با او راز گوییم.///و از جانب راست طور او را ندا دادیم و رازگویان نزدیکش ساختیم///و از جانب راست طور، او را ندا دادیم، و در حالى که با وى راز گفتیم او را به خود نزدیک ساختیم.///و او را از جانب راست [کوه] طور ندا دادیم و رازگویان [به خود] نزدیکش ساختیم.///و ما او را از جانب راست (وادی مقدس) طور ندا کردیم و به مقام قرب خود برای استماع کلام خویش برگزیدیم.///و او و او را از جانب طور ایمن ندا دادیم و او را به همرازی خود نزدیک گرداندیم‌///ما او را از طرف راست (کوه) طور فراخواندیم؛ و نجواکنان او را (به خود) نزدیک ساختیم؛///و خواندیمش از کنار راست طور و نزدیک گردانیدیمش رازگویان‌///و از پربرکت‌ترین جانب (کوه) طور، او را ندا در دادیم. و در حالی‌که با وی راز می‌گفتیم، او را نجات‌یافته (به خود) نزدیک ساختیم. quran_en_fa And, out of Our Mercy, We gave him his brother Aaron, (also) a prophet. و از رحمت خود برادرش هارون را که دارای مقام پیامبری بود، به او بخشیدیم.///و از رحمت خود برادرش هارون را که دارای مقام پیامبری بود، به او بخشیدیم.///و از رحمت خود برادرش هارون پیامبر را به او بخشیدیم.///و به رحمت خویش برادرش هارون پیامبر را [براى مساعدت‌] به او بخشیدیم///و به رحمت خویش برادرش هارون پیامبر را به او بخشیدیم.///و از رحمت خویش، برادرش هارون را که پیامبر بود، به او بخشیدیم. [تا وزیرش باشد.]///و از لطف و مرحمتی که داشتیم برادرش هارون پیامبر را نیز (برای مشارکت و مساعدت او) به او عطا کردیم.///و از رحمت خویش برادری چون هارون که پیامبر [و شریک و یاور او] بود به او ارزانی داشتیم‌///و ما از رحمت خود، برادرش هارون را -که پیامبر بود- به او بخشیدیم.///و بخشیدیم بدو از رحمت خود برادرش هارون را پیمبری‌///و به رحمت خویش برادرش هارون - پیامبری برجسته- را به او بخشیدیم. quran_en_fa Also mention in the Book (the story of) Isma'il: He was (strictly) true to what he promised, and he was a messenger (and) a prophet. و در این کتاب، [سرگذشت] اسماعیل را یاد کن، که او وفا کننده به عهد و فرستاده‌ای پیامبر بود.///و در این کتاب، [سرگذشت] اسماعیل را یاد کن، که او وفا کننده به عهد و فرستاده‌ای پیامبر بود.///و در این کتاب اسماعیل را یاد کن. او درست‌قول و فرستاده‌اى پیامبر بود،///و در این کتاب از اسماعیل یاد کن، همانا او خوش وعده و رسول [و] پیامبرى بود///و در این کتاب از اسماعیل یاد کن، زیرا که او درست‌وعده و فرستاده‌اى پیامبر بود.///و در این کتاب از اسماعیل یاد کن که او همواره در وعده‌هایش صادق، و فرستاده‌اى پیامبر بود.///و یاد کن در کتاب خود شرح حال اسماعیل را که بسیار در وعده صادق و رسول و پیغمبری بزرگوار بود.///و در کتاب آسمانی از اسماعیل یاد کن که درست وعده و فرستاده‌ای پیامبر بود///و در این کتاب (آسمانی) از اسماعیل (نیز) یاد کن، که او در وعده‌هایش صادق، و رسول و پیامبری (بزرگ) بود!///و یاد کن در کتاب اسماعیل را که او بوده است راست‌وعده و بوده است فرستاده پیمبری‌///و در کتاب، اسماعیل را یاد کن، همانا او راست‌وعده و فرستاده‌ای برجسته بود quran_en_fa He used to enjoin on his people Prayer and Charity, and he was most acceptable in the sight of his Lord. و همواره خانواده‌اش را به نماز و زکات فرمان می‌داد، و نزد پروردگارش پسندیده بود.///و همواره خانواده‌اش را به نماز و زکات فرمان می‌داد، و نزد پروردگارش پسندیده بود.///و خاندان خود را به نماز و زکات امر مى‌کرد و نزد پروردگارش شایسته و پسندیده بود.///و خاندان خود را به نماز و زکات فرمان مى‌داد و نزد پروردگارش مورد رضایت بود///و خاندان خود را به نماز و زکات فرمان مى‌داد و همواره نزد پروردگارش پسندیده‌ [رفتار] بود.///و همواره خاندان خود را به نماز و زکات فرمان مى‌داد، و پیوسته نزد پروردگارش پسندیده بود.///و همیشه اهل بیت خود را به ادای نماز و زکات امر می‌کرد و او نزد خدایش بنده‌ای پسندیده بود.///و خاندانش را به نماز و زکات امر می‌کرد و نزد پروردگارش مقبول بود///او همواره خانواده‌اش را به نماز و زکات فرمان می‌داد؛ و همواره مورد رضایت پروردگارش بود.///و بود می‌فرمود خاندان خود را به نماز و زکات و بود نزد پروردگار خویش پسندیده‌///و خاندان خود را به نماز و زکات فرمان می‌داد. و نزد پروردگارش پسندیده بود. quran_en_fa Also mention in the Book the case of Idris: He was a man of truth (and sincerity), (and) a prophet: و در این کتاب، [سرگذشت] ادریس را یاد کن، که او بسیار راستگو و پیامبر بود.///و در این کتاب، [سرگذشت] ادریس را یاد کن، که او بسیار راستگو و پیامبر بود.///و در این کتاب ادریس را یاد کن. او راست‌گفتارى پیامبر بود.///و در این کتاب از ادریس یاد کن که او راستگو و پیامبر بود///و در این کتاب از ادریس یاد کن که او راستگویى پیامبر بود.///و در این کتاب، از ادریس یاد کن، به راستی او پیامبرى بسیار راستگو بود.///و یاد کن در کتاب خود احوال ادریس را که او شخصی بسیار راستگو و پیغمبری عظیم الشأن بود.///و در کتاب آسمانی از ادریس یاد کن که صدیقی پیامبر بود///و در این کتاب، از ادریس (نیز) یاد کن، او بسیار راستگو و پیامبر (بزرگی) بود.///و یاد کن در کتاب ادریس را که بوده است راستگوی پیمبری‌///و در کتاب، ادریس را یاد کن. او بسی راست (کار و) پیامبری برجسته بود quran_en_fa And We raised him to a lofty station. و او را به جایگاه و مقام بلندی ارتقا دادیم.///و او را به جایگاه و مقام بلندی ارتقا دادیم.///او را به مکانى بلند فرا بردیم.///و ما او را به مقامى بلند ارتقا دادیم///و [ما] او را به مقامى بلند ارتقا دادیم.///و ما او را به مقام والایى بالا بردیم.///و مقام او را بلند و مرتبه‌اش را رفیع گردانیدیم.///و او را بلندمرتبه گرداندیم‌///و ما او را به مقام والایی رساندیم.///و بالا بردیمش جایگاهی بلند///و (ما) او را به جایی بلند [: معراج] بالا بردیم. quran_en_fa Those were some of the prophets on whom Allah did bestow His Grace,- of the posterity of Adam, and of those who We carried (in the Ark) with Noah, and of the posterity of Abraham and Israel of those whom We guided and chose. Whenever the Signs of (Allah) Most Gracious were rehearsed to them, they would fall down in prostrate adoration and in tears. اینان کسانی از پیامبران بودند که خدا به آنان نعمت داد، از نسل آدم و از نسل کسانی که با نوح در کشتی سوار کردیم و از نسل ابراهیم و اسرائیل و از کسانی که آنان را هدایت کردیم و برگزیدیم؛ هنگامی که آیات [خدای] رحمان بر آنان خوانده می‌شد، سجده کنان و گریان به رو می‌افتادند.///اینان کسانی از پیامبران بودند که خدا به آنان نعمت داد، از نسل آدم و از نسل کسانی که با نوح در کشتی سوار کردیم و از نسل ابراهیم و اسرائیل و از کسانی که آنان را هدایت کردیم و برگزیدیم؛ هنگامی که آیات [خدای] رحمان بر آنان خوانده می‌شد، سجده کنان و گریان به رو می‌افتادند.///اینان گروهى از پیامبران بودند که خدا به آنان انعام کرده بود، از فرزندان آدم و فرزندان آنان که با نوح در کشتى نشاندیم و فرزندان ابراهیم و اسرائیل و آنها که هدایتشان کردیم و برگزیدیمشان. و چون آیات خداى رحمان بر آنان تلاوت مى‌شد، گریان به سجده مى‌افتادند.///آنان گروهى از پیامبران بودند که خداوند به آنها نعمت [هدایت‌] داد از فرزندان آدم و از کسانى که همراه نوح بر کشتى سوار کردیم و از فرزندان ابراهیم و یعقوب و از کسانى که هدایت نمودیم و برگزیدیم، که هرگاه آیات خداى رحمان برایشان تلاوت مى‌شد سجده‌کنان و گر///آنان کسانى از پیامبران بودند که خداوند بر ایشان نعمت ارزانى داشت: از فرزندان آدم بودند و از کسانى که همراه نوح [بر کشتى‌] سوار کردیم؛ و از فرزندان ابراهیم و اسرائیل و از کسانى که [آنان را] هدایت نمودیم و برگزیدیم؛ [و] هر گاه آیات [خداى‌] رحمان بر ایشان خوانده مى‌شد، سجده‌کنان و گریان به خاک مى‌افتادند.///آنان پیامبرانى بودند که خداوند بر آنها نعمت [ویژه] ارزانى داشت؛ [پیامبرانى] از نسل آدم و از [فرزندان] کسانى که با نوح [در کشتى] سوارشان کردیم، و از نسل ابراهیم و یعقوب، و از کسانى که هدایت نمودیم و برگزیدیم. هرگاه آیات [خداى] رحمان بر آنان خوانده مى‌شد، سجده‌کنان و گریان به خاک مى‌افتادند.///اینان (که از زکریا تا ادریس اوصافشان یاد شد) همان رسولانی هستند که خدا از میان همه اولاد آدم و اولاد آنان که با نوح در کشتی نشاندیم و اولاد ابراهیم و یعقوب و دیگر کسان که هدایت کرده و برگزیدیم، آنها را به لطف و انعام خود مخصوص گردانید (و حال آنها در بندگی چنان است) که هرگاه آیات خدای رحمن بر آنها تلاوت شود با گریه (شوق و محبت) روی اخلاص بر خاک نهند.///اینان کسانی هستند از پیامبران، از زاد و رود آدم و از کسانی که همراه نوح در کشتی سوار کردیم و از زاد و رود ابراهیم و اسرائیل [یعقوب‌] و از کسانی که هدایت کرده‌ایم و بر گزیده‌ایم، که خداوند به آنان انعام و اکرام فرموده است، که چون آیات خداوند رحمان بر آنان خوانده، می‌شد، گریان به سجده می‌افتادند///آنها پیامبرانی بودند که خداوند مشمول نعمتشان قرار داده بود، از فرزندان آدم، و از کسانی که با نوح بر کشتی سوار کردیم، و از دودمان ابراهیم و یعقوب، و از کسانی که هدایت کردیم و برگزیدیم. آنها کسانی بودند که وقتی آیات خداوند رحمان بر آنان خوانده می‌شد به خاک می‌افتادند، در حالی که سجده می‌کردند و گریان بودند.///اینانند که بخشید خدا بدیشان از پیمبران از فرزندان آدم و از آنان که سوار کردیم با نوح و از فرزندان ابراهیم و اسرائیل و از آنان که هدایت کردیم و برگزیدیم که هرگاه خوانده شود بر ایشان آیتهای خدای مهربان بیفتند سجده‌کنان و گریان‌///ایشان کسانی از پیامبران برجسته‌اند-که خدا بر ایشان نعمت ارزانی داشت- از دودمان آدم و از کسانی که با نوح (در کشتی) سوار (شان) کردیم و (نیز) از دودمان ابراهیم و اسرائیل و از کسانی که (آنان را) هدایت نمودیم و برگزیدیم‌؛ هنگامی که آیات (خدای) رحمان بر ایشان خوانده شود، سجده‌کنان و گریان به خاک فرو افتند. quran_en_fa But after them there followed a posterity who missed prayers and followed after lusts soon, then, will they face Destruction,- سپس بعد از آنان نسلی جایگزین [آنان] شد که نماز را ضایع کردند و از شهوات پیروی نمودند؛ پس [کیفر] گمراهی خود را [که عذابی دردناک است] خواهند دید.///سپس بعد از آنان نسلی جایگزین [آنان] شد که نماز را ضایع کردند و از شهوات پیروی نمودند؛ پس [کیفر] گمراهی خود را [که عذابی دردناک است] خواهند دید.///سپس کسانى جانشین اینان شدند که نماز را ضایع گذاشتند و پیرو شهوات گردیدند و به زودى به غى خواهند افتاد،///آن‌گاه کسانى جانشین اینان شدند که نماز را ضایع کردند و شهوات را پیروى نمودند که به زودى [سزاى‌] گمراهى را خواهند دید///آنگاه، پس از آنان جانشینانى به جاى ماندند که نماز را تباه ساخته و از هوسها پیروى کردند، و به زودى [سزاى‌] گمراهى [خود] را خواهند دید.///آن‌گاه پس از آنان، جانشینان بد و ناشایستى آمدند که نماز را تباه کردند و هوس‌ها را پى گرفتند. پس به زودى [کیفر] گمراهى خود را خواهند دید.///سپس جانشین آن مردم خداپرست قومی شدند که نماز را ضایع گذارده و شهوتهای نفس را پیروی کردند و اینها به زودی کیفر گمراهی را خواهند دید.///ولی پس از آنان جانشینان ناخلفی بازماندند که نماز را فرو گذاشتند و از شهوات پیروی کردند، و زودا که با زیان و ذلت رو در رو شوند///اما پس از آنان، فرزندان ناشایسته‌ای روی کار آمدند که نماز را تباه کردند، و از شهوات پیروی نمودند؛ و بزودی (مجازات) گمراهی خود را خواهند دید!///پس جانشین شد از پس ایشان پشتی که تباه کردند نماز را و پیروی کردند شهوتها را پس زود است برسند گمراهی را///پس بعد از آنان جانشینانی ناپسند بر جای ماندند (که) نماز را ضایع ساخته و از هوس‌ها پیروی کردند. پس در آینده‌ای دور گمراهی را (از روی اعتقاد فاسد) خواهند یافت. quran_en_fa Except those who repent and believe, and work righteousness: for these will enter the Garden and will not be wronged in the least,- مگر آنان که توبه کرده و ایمان آورده و کار شایسته انجام داده‌اند، پس آنان به بهشت درآیند و ذره‌ای مورد ستم قرار نمی‌گیرند.///مگر آنان که توبه کرده و ایمان آورده و کار شایسته انجام داده‌اند، پس آنان به بهشت درآیند و ذره‌ای مورد ستم قرار نمی‌گیرند.///مگر آن کس که توبه کرد و ایمان آورد و کارهاى شایسته کرد. اینان به بهشت داخل مى‌شوند و هیچ مورد ستم قرار نمى‌گیرند.///مگر کسانى که توبه کردند و ایمان آوردند و کار شایسته انجام دادند، که آنها به بهشت داخل شوند و هیچ‌گونه ستمى بر ایشان نرود///مگر آنان که توبه کرده و ایمان آورده و کار شایسته انجام دادند، که آنان به بهشت درمى‌آیند و ستمى بر ایشان نخواهد رفت.///مگر کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و کار شایسته کنند، که آنها داخل بهشت مى‌شوند و کمترین ستمی به آنان نخواهد شد.///مگر آن کس که توبه کند و ایمان آرد و نیکوکار شود، که آنان در این صورت بی‌هیچ ستم به بهشت ابد داخل خواهند شد.///مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و کاری شایسته پیشه کند، اینانند که وارد بهشت می‌شوند و هیچ‌گونه ستم [و کم و کاستی‌] نمی‌بینند///مگر آنان که توبه کنند، و ایمان بیاورند، و کار شایسته انجام دهند؛ چنین کسانی داخل بهشت می‌شوند، و کمترین ستمی به آنان نخواهد شد.///مگر آنکه توبه کرد و ایمان آورد و عمل صالح کرد که آنان درآیند بهشت را و ستم نشوند چیزی را///مگر کسانی که توبه کرده و ایمان آورده و کاری شایسته (ی ایمان) انجام دادند. پس به بهشت در آیند و هیچ ستمی نخواهند دید: quran_en_fa Gardens of Eternity, those which (Allah) Most Gracious has promised to His servants in the Unseen: for His promise must (necessarily) come to pass. بهشت‌های جاویدی که [خدای] رحمان به بندگانش وعده داده در حالی که اکنون از نظرها پنهان است، یقینا وعده خدا آمدنی است.///بهشت‌های جاویدی که [خدای] رحمان به بندگانش وعده داده در حالی که اکنون از نظرها پنهان است، یقینا وعده خدا آمدنی است.///بهشتهاى جاوید که خداى رحمان در غیب به بندگان خویش وعده کرده است و وعده او فرا خواهد رسید.///بهشت‌هاى جاودانى که خداى رحمان بندگانش را به نادیده وعده داده است بى‌تردید وعده‌ى او آمدنى است///باغهاى جاودانى که [خداى‌] رحمان به بندگانش در جهان ناپیدا وعده داده است. در حقیقت، وعده او انجام‌شدنى است.///بهشت‌هاى جاویدى که [خداى] رحمان از غیب به بندگانش وعده داده است. حتما وعده‌ی او شدنى است.///آن بهشتهای عدنی که خدای مهربان برای بندگان (صالح) خود در غیب این جهان وعده فرمود، و البته وعده خدا یقین به انجام می‌رسد.///همان جنات عدن که خداوند رحمان به نادیده به بندگانش وعده داده است، همانا که وعده او وفا خواهد شد///وارد باغهایی جاودانی می‌شوند که خداوند رحمان بندگانش را به آن وعده داده است؛ هر چند آن را ندیده‌اند؛ مسلما وعده خدا تحقق یافتنی است!///بهشتهای جاودانی که وعده داد خدای مهربان بندگان خویش را پنهانی همانا بوده است وعده او آورده‌///باغ‌های جاودانه که (خدای) رحمان بندگانش را (به آن‌ها) در غیب وعده داده است. بی‌گمان وعده‌ی او آمدنی بوده است. quran_en_fa They will not there hear any vain discourse, but only salutations of Peace: And they will have therein their sustenance, morning and evening. در آنجا کلام لغو و بیهوده‌ای نمی‌شنوند، بلکه آنچه می‌شنوند فقط سلام و درود است؛ و در آنجا صبح و شام، رزقشان برای آنان [آماده] است.///در آنجا کلام لغو و بیهوده‌ای نمی‌شنوند، بلکه آنچه می‌شنوند فقط سلام و درود است؛ و در آنجا صبح و شام، رزقشان برای آنان [آماده] است.///در آنجا سخن لغو نمى‌شنوند، گفتارشان سلام است. و روزیشان هر صبح و شام آماده است.///در آن جا سخن بیهوده نشنوند جز درود، و صبح و شام روزیشان در آن جا برقرار است///در آنجا سخن بیهوده‌اى نمى‌شنوند، جز درود. و روزى‌شان صبح و شام در آنجا [آماده‌] است.///در آنجا سخن بیهوده‌اى نمى‌شنوند، بلکه آنچه مى‌شنوند فقط سلام و درود است و در آنجا هر بامداد و شامگاه، روزى آنان برایشان [آماده‌] است.///در آن بهشت هرگز سخن لغوی نشنوند بلکه همه گفتارشان سلام (و ستایش یکدیگر) است و در آنجا روزی آنها صبح و شام (بی‌هیچ رنج) به آنها می‌رسد.///در آنجا هیچ‌گونه لغوی نشنوند و جز سلام نشنوند، و بامدادان و شامگاهان در آنجا رزقشان برقرار است‌///در آن جا هرگز گفتار لغو و بیهوده‌ای نمی‌شنوند؛ و جز سلام در آن جا سخنی نیست؛ و هر صبح و شام، روزی آنان در بهشت مقرر است.///نشنوند در آن جز درودی و ایشان را است روزیشان در آن بامداد و شب‌هنگام‌///در آنجا سخن بیهوده‌ای نمی‌شنوند، جز سلامی، و روزیشان برایشان صبح و شام در آنجا (آماده) است. quran_en_fa Such is the Garden which We give as an inheritance to those of Our servants who guard against Evil. این است بهشتی که به هر کس از بندگان خود که پرهیزکار باشد، به میراث می‌دهیم.///این است بهشتی که به هر کس از بندگان خود که پرهیزکار باشد، به میراث می‌دهیم.///این همان بهشتى است که به بندگانمان، آنها که پرهیزگارى کرده‌اند، عطا مى‌کنیم.///این همان بهشتى است که به هر یک از بندگان ما که پرهیزگار باشد به میراث دهیم///این همان بهشتى است که به هر یک از بندگان ما که پرهیزگار باشند به میراث مى‌دهیم.///این، همان بهشتى است که به هریک از بندگان پرهیزکار خود به میراث می‌دهیم.///این همان بهشتی است که ما بندگان پاک متقی خود را بالخصوص وارث آن می‌گردانیم.///این بهشتی است که به بندگان پرهیزگار خود میراث می‌دهیم‌///این همان بهشتی است که به بندگان پرهیزگار خود، به ارث می‌دهیم.///این است آن بهشتی که ارث دهیم بندگان خود را آنکو بوده است پرهیزکار///آن (بزرگ مکان) همان بهشتی است که هر یک از بندگانمان را که پرهیزگار بوده‌اند به میراث می‌دهیم. quran_en_fa (The angels say:) "We descend not but by command of thy Lord: to Him belongeth what is before us and what is behind us, and what is between: and thy Lord never doth forget,- و [ای رسول خدا! ما فرشتگان] جز به فرمان پرودگارت نازل نمی‌شویم. [آگاهی به] آنچه مربوط به آینده ماست و آنچه مربوط به گذشته ماست وآنچه میان گذشته و آینده است، ویژه اوست؛ و پروردگارت هیچ گاه فراموشکار نیست.///و [ای رسول خدا! ما فرشتگان] جز به فرمان پرودگارت نازل نمی‌شویم. [آگاهی به] آنچه مربوط به آینده ماست و آنچه مربوط به گذشته ماست وآنچه میان گذشته و آینده است، ویژه اوست؛ و پروردگارت هیچ گاه فراموشکار نیست.///و ما جز به فرمان پروردگار تو فرود نمى‌آییم. آنچه در پیش روى ما و پشت سر ما و میان این دو قرار دارد از آن اوست. و پروردگار تو فراموشکار نیست.///و [جبرئیل گفت:] ما جز به فرمان پروردگار تو فرود نمى‌آییم. از آن اوست گذشته و آینده‌ى ما و آنچه میان این دو است. و پروردگار تو فراموشکار نیست///و [ما فرشتگان‌] جز به فرمان پروردگارت نازل نمى‌شویم. آنچه پیش روى ما و آنچه پشت سر ما و آنچه میان این دو است، [همه‌] به او اختصاص دارد، و پروردگارت هرگز فراموشکار نبوده است.///[پس از مدتی تأخیر در نزول وحى، جبرئیل بر پیامبر نازل شد و گفت:] «ما [فرشتگان] جز به فرمان پروردگارت فرود نمى‌آییم؛ آینده و گذشته‌ی ما و آنچه میان آنهاست، از آن اوست و پروردگار تو فراموشکار نیست.///و ما (رسولان و فرشتگان خدا) جز به امر خدای تو از عالم بالا نازل نمی‌شویم، اوست که بر همه جهانهای پیش رو و پشت سر ما و بین آنها هر چه هست به احاطه علمی آگاه است و پروردگارت هرگز چیزی را فراموش نخواهد کرد.///[جبرئیل گفت‌] و ما جز به فرمان پروردگار فرود نمی‌آییم، او حاکم آینده و گذشته و حال ماست و پروردگارت فراموشکار نیست‌///(پس از تأخیر وحی، جبرئیل به پیامبر عرض کرد:) ما جز بفرمان پروردگار تو، نازل نمی‌شویم؛ آنچه پیش روی ما، و پشت سر ما، و آنچه میان این دو می‌باشد، همه از آن اوست؛ و پروردگارت هرگز فراموشکار نبوده (و نیست)!///و فرود نیائیم مگر به دستور پروردگار تو وی را است آنچه پیش روی ما است و آنچه پشت سر ما و آنچه میان آن است و نیست پروردگار تو فراموش‌کننده‌///و (ما فرشتگان) جز به امر پروردگارت نازل نمی‌شویم. آنچه پیش روی ما و آنچه پشت سر ما و آنچه میان این دو است (همه) تنها برای اوست و پروردگارت هرگز فراموشکار نبوده است. quran_en_fa "Lord of the heavens and of the earth, and of all that is between them; so worship Him, and be constant and patient in His worship: knowest thou of any who is worthy of the same Name as He?" [اوست] پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو قرار دارد؛ پس او را بپرست و بر پرستیدنش شکیبا باش. آیا برای او همنامی می‌دانی [که او هم پروردگار آسمان‌ها و زمین باشد؟!]///[اوست] پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو قرار دارد؛ پس او را بپرست و بر پرستیدنش شکیبا باش. آیا برای او همنامی می‌دانی [که او هم پروردگار آسمان‌ها و زمین باشد؟!]///پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دوست. او را بپرست و در پرستش شکیبا باش. آیا همنامى براى او مى‌شناسى؟///اوست پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است، پس او را بندگى کن و در عبادت او شکیبا باش. آیا همنامى براى او مى‌شناسى///پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است. پس او را بپرست و در پرستش او شکیبا باش. آیا براى او همنامى مى‌شناسى؟///پروردگار آسمان‌ها و زمین، و آنچه میان آن دو قرار دارد؛ تنها او را بپرست و براى عبادتش شکیبا باش، آیا براى او همتا و هم‌نامى مى‌شناسى؟»///همان خدایی که آفریننده آسمانها و زمین است و هر چه بین آنهاست، پس باید همان خدای یکتا را پرستش کنی و البته در راه بندگی او صبر و تحمل کن (که اگر او را به خدایی نپرستی) آیا دیگری را مانند او به نام خدا (یی لایق پرستش) خواهی یافت؟///پروردگار آسمانها و زمین و آنچه در میان آنهاست، پس او را بپرست، و در عبادت او شکیبایی پیشه کن، آیا همنام و همانندی بر او می‌شناسی؟///همان پروردگار آسمانها و زمین، و آنچه میان آن دو قرار دارد! او را پرستش کن؛ و در راه عبادتش شکیبا باش! آیا مثل و مانندی برای او می‌یابی؟!///پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است پس پرستش کن او را و شکیبائی گزین برای پرستش او آیا می‌دانی برای او همنامی را///پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است. پس او را بپرست و برای پرستش او بسی شکیبا باش. آیا برای او (همتا و) همنامی می‌شناسی‌؟ quran_en_fa Man says: "What! When I am dead, shall I then be raised up alive?" و انسان می‌گوید: آیا زمانی که بمیرم به راستی زنده [از خاک] بیرونم می‌آورند؟///و انسان می‌گوید: آیا زمانی که بمیرم به راستی زنده [از خاک] بیرونم می‌آورند؟///آدمى مى‌گوید: آیا زمانى که بمیرم، زنده از گور بیرون آورده خواهم شد؟///و انسان مى‌گوید: آیا وقتى مردم، راستى از گور زنده بیرون آورده خواهم شد///و انسان مى‌گوید: «آیا وقتى بمیرم، راستى زنده [از قبر] بیرون آورده مى‌شوم؟»///و انسان مى‌گوید: «آیا آن‌گاه که مردم، دوباره زنده [از خاک‌] بیرونم مى‌آورند؟»///و انسان (بیچاره در امر معاد شک کند و) گوید: آیا چون من بمیرم باز به زودی مرا از قبر بیرون آورده و زنده خواهند کرد؟!///و انسان [منکر] گوید آیا چون مردم به زودی زنده برانگیخته خواهم شد؟///انسان می‌گوید: «آیا پس از مردن، زنده (از قبر) بیرون خواهم آمد؟!»///و گوید انسان آیا هر گاه بمردم هر آینه بزودی برون آورده می‌شوم زنده‌///و انسان می‌گوید: «آیا هنگامی‌که بمیرم، به‌راستی در آینده‌ای دور زنده (از قبر) بیرون آورده می‌شوم‌؟» quran_en_fa But does not man call to mind that We created him before out of nothing? آیا انسان به یاد نمی‌آورد [و توجه ندارد] که ما او را پیش از این در حالی که چیزی نبود، آفریدیم.///آیا انسان به یاد نمی‌آورد [و توجه ندارد] که ما او را پیش از این در حالی که چیزی نبود، آفریدیم.///و آدمى به یاد ندارد که او را پیش از این آفریده‌ایم و او خود چیزى نبوده است؟///آیا انسان به خاطر نمى‌آورد که ما او را قبلا آفریدیم در حالى که چیزى نبود///آیا انسان به یاد نمى‌آورد که ما او را قبلا آفریده‌ایم و حال آنکه چیزى نبوده است؟///آیا انسان به یاد نمى‌آورد که ما او را پیش از این آفریده‌ایم، در حالى که هیچ چیز نبود؟///آیا آدمی (برای ایمان به معاد) متذکر آن نمی‌شود که اول که هیچ محض و معدوم صرف بود ما او را ایجاد کردیم؟///آیا [این‌] انسان نمی‌اندیشد که ما در گذشته او را آفریده‌ایم و حال آنکه چیزی نبود///آیا انسان به خاطر نمی‌آورد که ما پیش از این او را آفریدیم در حالی که چیزی نبود؟!///آیا یاد نمی‌آورد انسان که ما آفریدیمش از پیش حالی که نبود به چیزی‌///آیا و (این) انسان به یاد نمی‌آورد (که) ما او را به‌درستی از پیش آفریدیم. حال آنکه (هرگز) چیزی نبوده است‌؟ quran_en_fa So, by thy Lord, without doubt, We shall gather them together, and (also) the Evil Ones (with them); then shall We bring them forth on their knees round about Hell; پس به پروردگارت سوگند، آنان را [که بدون دلیل و از روی جهل و نادانی منکر زنده شدن مردگانند] با شیاطین محشور می‌کنیم، سپس آنان را در حالی که به زانو درآمده‌اند، گرداگرد دوزخ حاضر خواهیم کرد.///پس به پروردگارت سوگند، آنان را [که بدون دلیل و از روی جهل و نادانی منکر زنده شدن مردگانند] با شیاطین محشور می‌کنیم، سپس آنان را در حالی که به زانو درآمده‌اند، گرداگرد دوزخ حاضر خواهیم کرد.///به پروردگارت سوگند، آنها را با شیطانها گردمى‌آوریم؛ آنگاه همه را در اطراف جهنم به زانو مى‌نشانیم.///پس به پروردگارت سوگند که حتما آنها را همراه شیاطین گرد مى‌آوریم، آن‌گاه همه را به زانو نشسته پیرامون جهنم حاضر مى‌کنیم///پس، به پروردگارت سوگند که آنها را با شیاطین محشور خواهیم ساخت، سپس در حالى که به زانو درآمده‌اند، آنان را گرداگرد دوزخ حاضر خواهیم کرد.///پس به پروردگارت سوگند که ما همه‌ی آنها را [که منکر معاد شده‌اند،] با شیطان‌ها گرد مى‌آوریم، سپس در حالى که به زانو درآمده‌اند، گرداگرد دوزخ حاضر خواهیم کرد.///قسم به خدای تو که البته آنها را با شیاطین در قیامت محشور می‌گردانیم، آن‌گاه همه را احضار خواهیم کرد تا گرد آتش جهنم به زانو درآیند.///سوگند به پروردگارت که آنان و شیاطین را گرد می‌آوریم سپس همه‌شان را پیرامون جهنم به زانو در افتاده حاضر می‌گردانیم‌///سوگند به پروردگارت که همه آنها را همراه با شیاطین در قیامت جمع می‌کنیم؛ سپس همه را -در حالی که به زانو درآمده‌اند- گرداگرد جهنم حاضر می‌سازیم.///سوگند به پروردگار تو هر آینه گردآوریمشان البته با شیاطین پس احضارشان کنیم البته پیرامون دوزخ بر زانو نشستگان‌///پس، به پروردگارت سوگند (که) همانا آنان را بی‌گمان با شیطان‌‌ها-بدون برگشت- گردهم می‌آوریم؛ سپس در حالی که به زانو در آمده‌اند، بی‌گمان آنان را بی‌چون گرداگرد دوزخ - به پای درافتاده - حاضر خواهیم کرد. quran_en_fa Then shall We certainly drag out from every sect all those who were worst in obstinate rebellion against (Allah) Most Gracious. آن گاه از هر گروهی، آنان که بر خدای رحمان عاصی و سرکش‌تر بوده‌اند، بیرون می‌کشیم.///آن گاه از هر گروهی، آنان که بر خدای رحمان عاصی و سرکش‌تر بوده‌اند، بیرون می‌کشیم.///آنگاه از هر گروه کسانى را که در برابر خداى رحمان بیشتر سرکشى کرده‌اند جدا مى‌کنیم.///وانگهى از هر گروه کسانى را که در بر خداى رحمان سرکش‌تر بودند بیرون مى‌کشیم///آنگاه از هر دسته‌اى، کسانى از آنان را که بر [خداى‌] رحمان سرکش‌تر بوده‌اند، بیرون خواهیم کشید.///سپس از هر گروهى، کسانى را که بر [خداى] رحمان سرکش‌تر بودند، جدا خواهیم کرد.///سپس هر که عتو و سرکشی بر فرمان خدای مهربان بیشتر کرده یک یک را از هر فرقه بیرون آریم (تا به دوزخ درافکنیم).///آنگاه از میان آنان از هر فرقه‌ای هر کدام را که در برابر خدای رحمان سرکش‌ترند جدا می‌سازیم‌///سپس از هر گروه و جمعیتی، کسانی را که در برابر خداوند رحمان از همه سرکش‌تر بوده‌اند، جدا می‌کنیم.///سپس البته برگیریم از هر گروهی هر کدام را از ایشان که سخت‌تر است بر خدای مهربان در سرکشی‌///سپس از هر دسته‌ای، کسانی از آنان را که بر (خدای) رحمان سرکش‌ترند همانا به‌راستی بیرون خواهیم کشید. quran_en_fa And certainly We know best those who are most worthy of being burned therein. سپس ما به کسانی که برای سوختن در دوزخ سزاوارترند، داناتریم.///سپس ما به کسانی که برای سوختن در دوزخ سزاوارترند، داناتریم.///و ما آنهایى را که سزاوارتر به داخل شدن در آتش و سوختن در آن باشند، بهتر مى‌شناسیم.///آن‌گاه ما کسانى را که براى سوختن در آتش سزاوارترند بهتر مى‌شناسیم///پس از آن، به کسانى که براى درآمدن به [جهنم‌] سزاوارترند خود داناتریم.///آن‌گاه ما بهتر مى‌دانیم چه کسانى براى سوختن در دوزخ سزاوارترند.///آن‌گاه ما آنهایی را که سزاوارتر به درآمدن به آتش دوزخند بهتر می‌شناسیم.///آنگاه ما بهتر می‌دانیم که کدامشان سزاوارتر به درافتادن به میان آن هستند///بعد از آن، ما بخوبی از کسانی که برای سوختن در آتش سزاوارترند، آگاهتریم!///سپس ما هر آینه داناتریم بدانان که سزاوارترند بدان چشیدن را///سپس به کسانی که برای آتش‌افروزی جهنم سزاوارترند، همانا خود داناتریم. quran_en_fa Not one of you but will pass over it: this is, with thy Lord, a Decree which must be accomplished. و هیچ کس از شما نیست مگر آنکه وارد دوزخ می‌شود، [ورود همگان به دوزخ] بر پروردگارت مسلم و حتمی است.///و هیچ کس از شما نیست مگر آنکه وارد دوزخ می‌شود، [ورود همگان به دوزخ] بر پروردگارت مسلم و حتمی است.///و هیچ یک از شما نیست که وارد جهنم نشود، و این حکمى است حتمى از جانب پروردگار تو.///و همه شما بدون استثنا وارد جهنم مى‌شوید که این کار بر خداى تو حتمى و قطعى است///و هیچ کس از شما نیست مگر [اینکه‌] در آن وارد مى‌گردد. این [امر] همواره بر پروردگارت حکمى قطعى است.///و همه‌ی شما وارد دوزخ مى‌شوید. [این امر] از جانب پروردگارت حکمى است قطعی.///و هیچ یک از شما (نوع بشر) باقی نماند جز آنکه به دوزخ وارد شود؛ این حکم حتمی پروردگار توست.///و هیچ‌کس از شما نیست مگر آنکه وارد آن خواهد شد، این امر بر پروردگارت قضای حتمی است‌///و همه شما (بدون استثنا) وارد جهنم می‌شوید؛ این امری است حتمی و قطعی بر پروردگارت!///و نیست از شما جز دراینده آن است بوده است بر پروردگار تو بایسته‌ای گذرانیده‌///و هیچ کس از شما نیست مگر (اینکه) در آن وارد است. (این) بر عهده‌ی پروردگارت حکمی قطعی بوده است. quran_en_fa But We shall save those who guarded against evil, and We shall leave the wrong-doers therein, (humbled) to their knees. سپس آنان را که [از کفر، شرک، فساد و گناه] پرهیز کردند، نجات می‌دهیم، و ستمکاران را که به زانو درافتاده‌اند، در دوزخ رها می‌کنیم.///سپس آنان را که [از کفر، شرک، فساد و گناه] پرهیز کردند، نجات می‌دهیم، و ستمکاران را که به زانو درافتاده‌اند، در دوزخ رها می‌کنیم.///آنگاه پرهیزگاران را نجات مى‌دهیم و ستمکاران را همچنان به زانونشسته در آنجا وامى‌گذاریم.///سپس کسانى را که تقوا پیشه کردند نجات مى‌دهیم و ظالمان را به زانو درآمده در آن رها مى‌کنیم///آنگاه کسانى را که پرهیزگار بوده‌اند مى‌رهانیم، و ستمگران را به زانو درافتاده در [دوزخ‌] رها مى‌کنیم.///سپس پرهیزکاران را نجات مى‌دهیم و ستمکاران را [که از ضعف و ذلت] به زانو درآمده [اند]، در آن رها مى‌کنیم.///پس از ورود همه در دوزخ، ما افرادی را که خداترس و باتقوا بوده‌اند نجات خواهیم داد و ستمکاران را فرو گذاریم تا در آن آتش به زانو درافتند.///سپس کسانی را که پروا پیشه کرده‌اند، می‌رهانیم و ستم‌پیشگان را در آنجا به زانو درافتاده فرو می‌گذاریم‌///سپس آنها را که تقوا پیشه کردند از آن رهایی می‌بخشیم؛ و ظالمان را -در حالی که (از ضعف و ذلت) به زانو درآمده‌اند- در آن رها می‌سازیم.///پس می‌رهانیم آنان را که پرهیزکاری کردند و بگذرایم ستمگران را در آن به زانو درآیندگان‌///سپس کسانی را که پرهیزگاری می‌کرده‌اند می‌رهانیم، و ستمگران را در حالی که به زانو در افتاده‌اند در دوزخ وا می‌گذاریم. quran_en_fa When Our Clear Signs are rehearsed to them, the Unbelievers say to those who believe, "Which of the two sides is best in point of position? Which makes the best show in council?" و هنگامی که آیات روشن ما را بر آنان می‌خوانند، کافران به آنان که ایمان آورده‌اند، می‌گویند: کدام یک از ما دو گروه، جایگاهش [از جهت مادی] بهتر و مجلس انسش [از لحاظ اجتماعی و سیاسی] نیکوتر است؟///و هنگامی که آیات روشن ما را بر آنان می‌خوانند، کافران به آنان که ایمان آورده‌اند، می‌گویند: کدام یک از ما دو گروه، جایگاهش [از جهت مادی] بهتر و مجلس انسش [از لحاظ اجتماعی و سیاسی] نیکوتر است؟///چون آیات روشنگر ما را بر آنان بخوانند، کافران به مؤمنان مى‌گویند: کدام یک از دو فرقه را جایگاه بهتر و محفل نیکوتر است؟///و چون آیات روشن ما بر آنها تلاوت شود، کسانى که کافر شدند به مؤمنان گویند: کدام یک از ما دو گروه جایگاهش بهتر و محفلش نیکوتر است///و چون آیات روشن ما بر آنان خوانده شود، کسانى که کفر ورزیده‌اند به آنان که ایمان آورده‌اند مى‌گویند: «کدام یک از [ما] دو گروه جایگاهش بهتر و محفلش آراسته‌تر است؟»///و هرگاه آیات روشن ما بر آنان خوانده شود، کسانى که کفر ورزیده‌اند به آنان که ایمان آورده‌اند، مى‌گویند: «کدام یک از ما دو گروه، جایگاهش بهتر و محفلش آراسته‌تر است؟!»///و هرگاه (در فضیلت مؤمن بر کافر) آیات واضحه ما بر مردم تلاوت شود کافران (غنی و متکبر) به مؤمنان (در مقام مفاخره) گویند: کدام یک از ما دو فرقه مقاماتمان بهتر و مجلس و انجمنمان نیکوتر خواهد بود؟///و چون آیات روشنگر ما بر آنان خوانده شود، کفرپیشگان به مؤمنان گویند، باید دید کدام یک از دو گروه [از ما یا شما] نیکمرتبه‌تر و مجلس‌آراترست‌///و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده می‌شود، کافران به مؤمنان می‌گویند: «کدام یک از دو گروه [= ما و شما] جایگاهش بهتر، و جلسات انس و مشورتش زیباتر، و بخشش او بیشتر است؟!»///و هر گاه خوانده شود بر ایشان آیتهای ما تابناک گویند آنان که کفر ورزیدند بدانان که ایمان آوردند کدام از دو گروهند بهتر در جایگاه و نکوتر در انجمن‌///و هنگامی که آیات ما -روشنگرانه- بر آنان خوانده شود، کسانی که کفر ورزیده‌اند، به آنان که ایمان آورده‌اند گویند: «کدام یک از (ما) دو گروه جایگاهش بهتر و جلسه‌ی انسش نیکوتر است‌؟» quran_en_fa But how many (countless) generations before them have we destroyed, who were even better in equipment and in glitter to the eye? و چه بسیار اقوامی را پیش از آنان هلاک کردیم که لوازم زندگی بهتر [و منظر] و ظاهری [خوش نماتر و] نیکوتر داشتند.///و چه بسیار اقوامی را پیش از آنان هلاک کردیم که لوازم زندگی بهتر [و منظر] و ظاهری [خوش نماتر و] نیکوتر داشتند.///پیش از آنها چه بسا مردمى را به هلاکت رسانیده‌ایم که از حیث اثاث و منظر بهتر از آنها بودند.///و چه بسیار اقوامى را پیش از آنها نابود کردیم که هم ساز و برگى بهتر و هم منظرى نیکوتر داشتند///و چه بسیار نسلها را پیش از آنان نابود کردیم، که اثاثى بهتر و ظاهرى فریباتر داشتند.///و چه بسیار ملت‌ها را پیش از آنان [به سبب طغیانشان‌] نابود کردیم که مال و ثروتشان بهتر بود و ظاهرى آراسته‌تر داشتند.///در صورتی که ما پیش از این کافران چه گروه‌های بسیاری را که از اینها داراتر و خوشتر بودند همه را هلاک گردانیدیم.///و چه بسیار پیش از آنان نسلهایی را که خوش‌ساز و برگ‌تر و خوش‌نماتر بودند، نابود کردیم‌///چه بسیار اقوامی را پیش از آنان نابود کردیم که هم مال و ثروتشان از آنها بهتر بود، و هم ظاهرشان آراسته‌تر!///و بسا نابود کردیم پیش از ایشان از قرنهائی که نکوتر بودند در ابزار (کالاها) و در منظر///و چه بسیار نسل‌ها را پیش از آنان نابود کردیم، (که) آنها اثاثی نیکوتر و ظاهری فریباتر داشتند. quran_en_fa Say: "If any men go astray, (Allah) Most Gracious extends (the rope) to them, until, when they see the warning of Allah (being fulfilled) - either in punishment or in (the approach of) the Hour,- they will at length realise who is worst in position, and (who) weakest in forces! بگو: آنان که در گمراهی قرار دارند، باید [خدای] رحمان [بر پایه سنت جاری خود] به آنان مهلتی معین دهد، تا زمانی که آنچه را به آنان وعده داده‌اند ببینند، یا عقوبت و شکنجه [در دنیا] را یا عذاب قیامت را؛ پس به زودی خواهند دانست چه کسی جایگاهش بدتر و سپاهش ناتوان‌تر است؟!///بگو: آنان که در گمراهی قرار دارند، باید [خدای] رحمان [بر پایه سنت جاری خود] به آنان مهلتی معین دهد، تا زمانی که آنچه را به آنان وعده داده‌اند ببینند، یا عقوبت و شکنجه [در دنیا] را یا عذاب قیامت را؛ پس به زودی خواهند دانست چه کسی جایگاهش بدتر و سپاهش ناتوان‌تر است؟!///بگو: هر کس که در گمراهى باشد، خداى رحمان او را به فزونى مدد مى‌رساند، تا آنگاه آنچه را به او وعده داده شده است بنگرد: یا عذاب و یا قیامت. آنگاه خواهند دانست که چه کسى را جایگاه بدتر و سپاه ناتوان‌تر است.///بگو: هر که در ضلالت باشد، باید خداى رحمان او را تا زمانى مهلت و بهره دهد، تا وقتى که آنچه را به آنها وعده داده مى‌شود با چشم خود ببینند، یا عذاب [این دنیا] یا قیامت را، و آن روز خواهند دانست چه کسى جایش بدتر و سپاهش ناتوان‌تر است///بگو: «هر که در گمراهى است [خداى‌] رحمان به او تا زمانى مهلت مى‌دهد، تا وقتى آنچه به آنان وعده داده مى‌شود: یا عذاب، یا روز رستاخیز را ببینند؛ پس به زودى خواهند دانست جایگاه چه کسى بدتر و سپاهش ناتوان‌تر است.»///بگو: «هرکه در گمراهى است، [خداوند] رحمان او را تا مدتى یارى و مهلت می‌دهد، تا وقتى که آنچه را وعده داده مى‌شوند، ببینند، یا عذاب [این دنیا] یا [عذاب] قیامت را. پس [در آن روز] خواهند دانست چه کسى جایگاهش بدتر و لشکرش ناتوان‌تر است.»///بگو که هر کس که به راه کفر و ضلالت رفت خدای مهربان به او مهلت می‌دهد تا آن ساعت که وعده عذاب را به چشم خود ببینند که یا عذاب (قتل و اسیری) چشد یا ساعت قیامت وی را فرا رسد، پس کافران به زودی خواهند دانست که (از مؤمن و کافر) کدام یک روزگارش بدتر و سپاهش ضعیف‌تر است!///بگو هرکس که ضلالت را برگزیند، خداوند رحمان [از روی استدراج‌] به او افزونی بخشد تا آنکه آنچه به ایشان وعده داده‌اند، چه عذاب [الهی‌]، چه قیام قیامت ببینند، و زودا خواهند دانست که چه کسی بدمرتبه‌تر و سست نیروتر است‌///بگو: «کسی که در گمراهی است، باید خداوند به او مهلت دهد تا زمانی که وعده الهی را با چشم خود ببینند: یا عذاب (این دنیا)، یا (عذاب) قیامت! (آن روز) خواهند دانست چه کسی جایش بدتر، و لشکرش ناتوانتر است!»///بگو آنکه در گمراهی است پس باید مهلت دهد بدو خداوند مهربان مهلتی تا گاهی که بینند آنچه را وعده داده شوند یا شکنجه و یا ساعت را زود است بدانند کیست آنکه بدتر است در جایگاه و سست‌تر است در سپاه‌///بگو: «هر کس در (ژرفای) گمراهی بوده است، پس باید (خدای) رحمان به او تا زمانی مهلت دهد، تا هنگامی که آنچه به آنان وعده داده می‌شود ببینند، یا عذاب را، یا ساعت [: قیامت] را. پس به زودی خواهند دانست جایگاه چه کسی بدتر و سپاهش ناتوان‌تر است.» quran_en_fa "And Allah doth advance in guidance those who seek guidance: and the things that endure, Good Deeds, are best in the sight of thy Lord, as rewards, and best in respect of (their) eventual return." و آنان که هدایت یافته‌اند، خدا بر هدایتشان می‌افزاید، و اعمال شایسته پایدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ بازدهی نیکوتر است.///و آنان که هدایت یافته‌اند، خدا بر هدایتشان می‌افزاید، و اعمال شایسته پایدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ بازدهی نیکوتر است.///و خدا بر هدایت آنان که هدایت یافته‌اند خواهد افزود و نزد پروردگار تو پاداش و نتیجه کردارهاى شایسته‌اى که باقى‌ماندنى‌اند بهتر است.///و خداوند بر هدایت کسانى که هدایت را پذیرفتند، مى‌افزاید. و نیکى‌هاى ماندگار در پیشگاه پروردگارت از نظر پاداش و عاقبت بهتر است///و خداوند کسانى را که هدایت یافته‌اند بر هدایتشان مى‌افزاید، و نیکیهاى ماندگار، نزد پروردگارت از حیث پاداش بهتر و خوش‌فرجام‌تر است.///کسانى که هدایت یافته‌اند، خداوند بر هدایتشان مى‌افزاید و ثواب نیکى‌هاى ماندگار، نزد پروردگارت بهتر و خوش‌فرجام‌تر است.///و خدا هدایت یافتگان را بر هدایت می‌افزاید و اعمال صالحی که (اجرش نعمت) ابدی است نزد پروردگار تو بهتر (از مال و جاه فانی دنیا) است هم از جهت ثواب الهی و هم از جهت حسن عاقبت اخروی.///و خداوند بر هدایت رهیافتگان بیفزاید و کارهای ماندگار شایسته در نزد پروردگارت خوش پاداش‌تر و خوش عاقبت‌تر است‌///(اما) کسانی که در راه هدایت گام نهادند، خداوند بر هدایتشان می‌افزاید؛ و آثار شایسته‌ای که (از انسان) باقی می‌ماند، ثوابش در پیشگاه پروردگارت بهتر، و عاقبتش خوبتر است!///و بیفزاید خدا آنان را که پی‌جوی هدایتند هدایت را و بازمانده‌های شایسته بهتر است نزد پروردگار تو در پاداش و بهتر است در بازگشت‌///و خدا کسانی را که هدایت‌یافته‌اند بر هدایتشان می‌افزاید. و ماندنی‌های شایسته (ی ایمان)، نزد پروردگارت از حیث پاداش بهتر و بازگشتشان خوبتر است. quran_en_fa Hast thou then seen the (sort of) man who rejects Our Signs, yet says: "I shall certainly be given wealth and children?" آیا دیدی آن کسی را که به آیات ما کافر شد وگفت: [به خاطر انتخاب آیین شرک و کفر] به من مال و اولاد بسیار خواهند داد؟///آیا دیدی آن کسی را که به آیات ما کافر شد وگفت: [به خاطر انتخاب آیین شرک و کفر] به من مال و اولاد بسیار خواهند داد؟///آیا آن کسى را که به آیات ما کافر بود دیدى که مى‌گفت: البته به من مال و فرزند داده خواهد شد.///آیا دیدى آن کسى را که به آیات ما کفر ورزید و گفت: قطعا به من مال و فرزند بسیار داده خواهد شد///آیا دیدى آن کسى را که به آیات ما کفر ورزید و گفت: «قطعا به من مال و فرزند [بسیار] داده خواهد شد»؟///پس آیا دیدى کسى را که به آیات ما کفر ورزید و گفت: «قطعا به من مال و فرزند [بسیار] داده خواهد شد!»///(ای رسول) دیدی حال آن کس را که به آیات ما کافر شد (مانند عاص بن وائل کافر) و (به خباب بن ارت مؤمن به استهزاء و مسخره) گفت: من البته مال و فرزند بسیار (در بهشت هم) خواهم داشت (و آنجا طلب تو را می‌دهم)؟!///آیا ننگریسته‌ای کسی را که به آیات ما کفر [و انکار] ورزید و ادعا کرد که به من مال و فرزند داده خواهد شد///آیا دیدی کسی را که به آیات ما کافر شد، و گفت: «اموال و فرزندان فراوانی به من داده خواهد شد»؟!///آیا دیده‌ای آن را که کفر ورزید به آیتهای ما و گفت هر آینه داده شوم مال و فرزندی را///پس آیا دیدی کسی را که به آیات ما کفر ورزید؟ و گفت: «هر آینه بی‌گمان به من مال و فرزندی (بسیار) داده خواهد شد.» quran_en_fa Has he penetrated to the Unseen, or has he taken a contract with (Allah) Most Gracious? آیا [او درباره رسیدن به مال و اولاد بسیار] بر غیب آگاهی یافته، یا پیمانی [بر این عطای فراوان] از سوی [خدای] رحمان دریافت نموده است؟///آیا [او درباره رسیدن به مال و اولاد بسیار] بر غیب آگاهی یافته، یا پیمانی [بر این عطای فراوان] از سوی [خدای] رحمان دریافت نموده است؟///آیا از غیب آگاهى داشت، یا از خداى رحمان پیمان گرفته بود؟///آیا از غیب خبر یافته یا نزد خداى رحمان پیمانى گرفته است///آیا بر غیب آگاه شده یا از [خداى‌] رحمان عهدى گرفته است؟///آیا او از غیب آگاه است؟ یا از [خداى] رحمان تعهدى گرفته است؟///آیا بر عالم غیب آگاهی یافته یا از خدای رحمن (بر خود) عهدی گرفته است (که در عالم آخرت هم دارای نعمت و ثروت باشد).///آیا از غیب اطلاع داشت، یا از خدای رحمان پیمانی [خاص‌] گرفته بود؟///آیا او از غیب آگاه گشته، یا نزد خدا عهد و پیمانی گرفته است؟!///آیا آگهی یافت بر ناپیدا یا برگرفته است نزد خدای مهربان عهدی را///آیا بر غیب آگاه شده، یا نزد (خدای) رحمان پیمانی بر گرفته است‌؟ quran_en_fa Nay! We shall record what he says, and We shall add and add to his punishment. این چنین نیست [که او می‌گوید]، ما به زودی آنچه را می‌گوید [در پرونده عملش] خواهیم نوشت و عذابش را همواره ادامه خواهیم داد.///این چنین نیست [که او می‌گوید]، ما به زودی آنچه را می‌گوید [در پرونده عملش] خواهیم نوشت و عذابش را همواره ادامه خواهیم داد.///نه چنین است. آنچه مى‌گوید خواهیم نوشت و البته بر عذابش خواهیم افزود.///چنین نیست، آنچه را مى‌گوید خواهیم نوشت و عذابش را تداوم خواهیم داد///نه چنین است. به زودى آنچه را مى‌گوید، مى‌نویسیم و عذاب را براى او خواهیم افزود.///هرگز [چنین نیست،] به زودى هر چه مى‌گوید، [در پرونده‌ی عملش‌] مى‌نویسیم و براى همیشه عذابش مى‌کنیم.///هرگز چنین نیست، ما البته آنچه گوید خواهیم نوشت و سخت بر عذابش خواهیم افزود.///چنین نیست، گفته‌اش را باز می‌نویسیم و به عذاب او می‌افزاییم‌///هرگز چنین نیست! ما بزودی آنچه را می‌گوید می‌نویسیم و عذاب را بر او مستمر خواهیم داشت!///نه چنین است زود است بنویسیم آنچه را گوید و کشش دهیم در عذاب برای او کششی‌///هرگز! (چنان نیست). به زودی آنچه را می‌گوید، ثبت و ضبط می‌کنیم. و برخی از عذاب را برای او امتدادی مستمر خواهیم داد. quran_en_fa To Us shall return all that he talks of and he shall appear before Us bare and alone. و آنچه را که [از مال و فرزند] می‌گوید، از او به میراث می‌بریم، و تنها نزد ما خواهد آمد.///و آنچه را که [از مال و فرزند] می‌گوید، از او به میراث می‌بریم، و تنها نزد ما خواهد آمد.///آنچه را که مى‌گوید از او مى‌ستانیم تا تنها نزد ما بیاید.///و آنچه را مى‌گوید [از اولاد و امکانات‌] از او به ارث مى‌بریم و نزد ما تنها مى‌آید///و آنچه را مى‌گوید، از او به ارث مى‌بریم و تنها به سوى ما خواهد آمد.///و هر چه را [از مال و فرزند] که مى‌گوید، ما وارث خواهیم شد و او بى‌کس و تنها نزد ما خواهد آمد.///و آنچه (از مال و متاع و فرزند) که (به مفاخرت و غرور دایم) در گفتار داشت ما وارث آن شویم و او بی‌کس و تنها به جانب ما بازآید.///و مدعیاتش را میراث می‌بریم و به نزد ما یکه و تنها خواهد آمد///آنچه را او می‌گوید (از اموال و فرزندان)، از او به ارث می‌بریم، و به صورت تنها نزد ما خواهد آمد!///و ارث بریم از او آنچه را گوید (یا ارث دهیمش آنچه را گوید) و بیاید ما را تنها///و آنچه را می‌گوید، از او به ارث می‌بریم، و سوی ما به تنهایی خواهد آمد. quran_en_fa And they have taken (for worship) gods other than Allah, to give them power and glory! و به جای خدا معبودانی گرفتند تا برای آنان مایه عزت و توانمندی باشد.///و به جای خدا معبودانی گرفتند تا برای آنان مایه عزت و توانمندی باشد.///و به غیر از الله خدایانى اختیار کردند تا سبب عزتشان گردند.///و به جاى خدا معبودانى اختیار کردند تا سبب عزتشان باشد///و به جاى خدا، معبودانى اختیار کردند تا براى آنان [مایه‌] عزت باشد.///و به جاى خداى یگانه خدایانى [دروغین] برگزیدند تا براى ایشان مایه‌ی عزت و توانمندی باشد.///و مشرکان، خدای یگانه را ترک گفته و خدایان باطل (مانند بتها و فراعنه) را برای عزت و احترام دنیوی برگرفتند.///و به جای خداوند خدایانی را به پرستش گرفتند که مایه عزت و اعتبار آنان باشد///و آنان غیر از خدا، معبودانی را برای خود برگزیدند تا مایه عزتشان باشد! (چه پندار خامی!)///و برگرفتند جز خدا خدایانی تا باشند برای آنان عزتی‌///و بجز خدا، معبودانی برگرفتند، تا برای آنان (مایه‌ی) عزت باشند. quran_en_fa Instead, they shall reject their worship, and become adversaries against them. چنین نیست، به زودی [آن معبودان] پرستش آنان را انکار می‌کنند و دشمنشان خواهند شد.///چنین نیست، به زودی [آن معبودان] پرستش آنان را انکار می‌کنند و دشمنشان خواهند شد.///نه چنین است. به زودى عبادتشان را انکار کنند و به مخالفتشان برخیزند.///چنین نیست زودا که [آن معبودان‌] عبادت ایشان را انکار کنند و مخالف آنها شوند///نه چنین است. به زودى [آن معبودان‌] عبادت ایشان را انکار مى‌کنند و دشمن آنان مى‌گردند.///هرگز [به این آرزو نمى‌رسند؛ بلکه] به زودى [معبودها] پرستش آنان را انکار می‌کنند و در برابر آنان به دشمنی برمى‌خیزند.///چنین نیست، بلکه به زودی پرستش آن خدایان باطل را انکار کنند و به خصومت آنها برخیزند.///چنین نیست، زودا که [آن خدایان‌] پرستش ایشان را انکار کنند و مخالف آنان باشند///هرگز چنین نیست! به زودی (معبودها) منکر عبادت آنان خواهند شد؛ (بلکه) بر ضدشان قیام می‌کنند!///نه چنین است زود است کفر ورزند به پرستش ایشان و باشند برای ایشان برابری (ضدی)///هرگز نه چنان است. به زودی (آن معبودان) عبادت ایشان را انکار (و‌انگار) می‌کنند، و بر ضدشان خواهند بود. quran_en_fa Seest thou not that We have set the Evil Ones on against the unbelievers, to incite them with fury? آیا ندانسته‌ای که ما شیطان‌ها را بر کافران فرستادیم تا آنان را به شدت به سوی گناهان و شهوات برانگیزند.///آیا ندانسته‌ای که ما شیطان‌ها را بر کافران فرستادیم تا آنان را به شدت به سوی گناهان و شهوات برانگیزند.///آیا ندیده‌اى که ما شیاطین را به سوى کافران فرستادیم تا آنها را برانگیزند؟///آیا ندانستى که ما شیاطین را بر کافران فرستادیم تا آنها را [با وسوسه‌ها] شدیدا تحریک کنند///آیا ندانستى که ما شیطانها را بر کافران گماشته‌ایم، تا آنان را [به گناهان‌] تحریک کنند؟///آیا ندیدى که ما شیطان‌ها را به سوى کافران فرستادیم تا آنان را شدیدا تحریک کنند؟///آیا ندیدی که ما شیاطین را بر سر کافران فرستادیم تا سخت آنها را تحریک کنند (و به وهم و خیالات باطل دنیا آنان را به گناه اندازند و از سعادت ابد محرومشان سازند).///آیا ندانسته‌ای که ما شیاطین را به سراغ کافران می‌فرستیم که از راه به درشان برند///آیا ندیدی که ما شیاطین را بسوی کافران فرستادیم تا آنان را شدیدا تحریک کنند؟!///آیا ندیدی که ما فرستادیم شیاطین را بر کافران تا بیازارندشان آزردنی (یا برانگیزندشان انگیختنی)///آیا ندیدی که همواره ما شیطان‌ها را بر (سر و سامان) کافران فرستادیم، حال آنکه آنان را به جنبش و جوشش می‌آوردند؟ quran_en_fa So make no haste against them, for We but count out to them a (limited) number (of days). بنابراین بر [شکست و هلاکت] آنان شتاب مکن، ما [همه اعمال و رفتار حتی لحظات عمرشان را] به دقت شماره می‌کنیم [تا مهلتشان تمام شود و به کیفر آنچه همواره مرتکب می‌شدند، برسند.]///بنابراین بر [شکست و هلاکت] آنان شتاب مکن، ما [همه اعمال و رفتار حتی لحظات عمرشان را] به دقت شماره می‌کنیم [تا مهلتشان تمام شود و به کیفر آنچه همواره مرتکب می‌شدند، برسند.]///پس تو بر آنان شتاب مکن که ما روزهایشان را به دقت مى‌شماریم.///پس بر [عذاب‌] آنها شتاب مکن، ما براى آنها دقیقا روز شمارى مى‌کنیم///پس بر ضد آنان شتاب مکن، که ما [روزها] را براى آنها شماره مى‌کنیم.///پس بر [عذاب] آنان شتاب مکن. ما حساب آنها را شماره می‌کنیم [تا موعدشان فرارسد و به کیفر آنچه مرتکب مى‌شدند، برسند].///پس تعجیل در کار آنها مکن که ما حساب (روز و ساعت عذاب) آنان را کاملا در نظر داریم.///در کارشان شتاب مکن، ما حساب کارشان را داریم‌///پس درباره آنان شتاب مکن؛ ما آنها (و اعمالشان) را به دقت شماره میکنیم!///پس مشتاب بر ایشان جز این نیست که می‌شماریم برای ایشان (شمردنی)///پس بر ضد آنان شتاب مکن، (که) فقط برایشان (روز) شماری بس دقیق می‌کنیم. quran_en_fa The day We shall gather the righteous to (Allah) Most Gracious, like a band presented before a king for honours, [یاد کن] روزی را که پرهیزکاران را به ضیافت و میهمانی [خدای] رحمان گرد می‌آوریم.///[یاد کن] روزی را که پرهیزکاران را به ضیافت و میهمانی [خدای] رحمان گرد می‌آوریم.///روزى که پرهیزگاران را نزد خداى رحمان سواره گرد آوریم.///روزى که پرهیزکاران را به مهمانى و دیدار به سوى خداى رحمان فراهم آریم/// [یاد کن‌] روزى را که پرهیزگاران را به سوى [خداى‌] رحمان گروه گروه محشور مى‌کنیم.///روزى که ما پرهیزکاران را دسته‌جمعى به سوى [ضیافت خداى] رحمان گردآوریم.///(یاد آور) روزی که متقیان را به سوی خدای مهربان به اجتماع محشور گردانیم.///روزی [آید] که پرهیزگاران را چون مهمانان گرامی به نزد خدای رحمان محشور سازیم‌///در آن روز که پرهیزگاران را دسته جمعی بسوی خداوند رحمان (و پاداشهای او) محشور می‌کنیم …///روزی که گردآوریم پرهیزکاران را بسوی خدای مهربان میهمانانی‌///روزی که پرهیزگاران را سوی (خدای) رحمان (به صورت) گروهی جمع می‌کنیم quran_en_fa And We shall drive the sinners to Hell, like thirsty cattle driven down to water,- و مجرمان را تشنه به سوی دوزخ می‌رانیم.///و مجرمان را تشنه به سوی دوزخ می‌رانیم.///و مجرمان را تشنه‌کام به جهنم برانیم.///و مجرمان را تشنه کام، به سوى دوزخ برانیم///و مجرمان را با حال تشنگى به سوى دوزخ مى‌رانیم.///و مجرمان را تشنه به سوى دوزخ مى‌رانیم.///و بدکاران را تشنه لب به سوی آتش دوزخ برانیم.///و گناهکاران را به هیئت [رمه‌ای‌] پیاده و تشنه به سوی جهنم برانیم‌///و مجرمان را (همچون شتران تشنه‌کامی که به سوی آبگاه می‌روند) به جهنم می‌رانیم …///و برانیم گنهکاران را بسوی دوزخ تشنگانی‌///و مجرمان را با تشنگی سوزان (و) سرگردانی سوی دوزخ می‌رانیم. quran_en_fa None shall have the power of intercession, but such a one as has received permission (or promise) from (Allah) Most Gracious. [شفیعان در آن روز] قدرت بر شفاعت ندارند مگر کسانی [مانند پیامبران، امامان، فرشتگان و اولیا] که از نزد [خدای] رحمان، پیمانی [بر اذن شفاعت] گرفته باشند.///[شفیعان در آن روز] قدرت بر شفاعت ندارند مگر کسانی [مانند پیامبران، امامان، فرشتگان و اولیا] که از نزد [خدای] رحمان، پیمانی [بر اذن شفاعت] گرفته باشند.///از شفاعت بى‌نصیبند، مگر آن کس که با خداى رحمان پیمانى بسته باشد.///آنها مالک شفاعت نیستند، جز آن کس که نزد خداى رحمان پیمانى گرفته باشد/// [آنان‌] اختیار شفاعت را ندارند، جز آن کس که از جانب [خداى‌] رحمان پیمانى گرفته است.///[در آن روز،] اختیار شفاعت ندارند مگر کسانى که از نزد [خداى‌] رحمان، پیمانى [بر اذن شفاعت‌] گرفته باشند.///در آن روز هیچ کس مالک شفاعت نباشد مگر کسی که (به پرستش حق) از خدای مهربان عهدنامه (توحید کامل و شفاعت) دریافته است.///از شفاعت برخوردار نیستند، مگر کسی که [با ایمان و توحید] از خدای رحمان پیمانی گرفته باشد///آنان هرگز مالک شفاعت نیستند؛ مگر کسی که نزد خداوند رحمان، عهد و پیمانی دارد.///دارای شفاعت نیستند جز آنکو بگرفته است نزد خداوند مهربان پیمانی‌///آنان دارای شفاعت نیستند، جز آن کس که نزد (خدای) رحمان پیمانی برگرفته است. quran_en_fa They say: "(Allah) Most Gracious has begotten a son!" و [مشرکان] گفتند: [خدای] رحمان برای خود فرزندی گرفته است.///و [مشرکان] گفتند: [خدای] رحمان برای خود فرزندی گرفته است.///گفتند: خداى رحمان صاحب فرزندى است.///و گفتند: خداى رحمان فرزندى گرفته است///و گفتند: «[خداى‌] رحمان فرزندى اختیار کرده است.»///و [کافران] گفتند: «[خداى] رحمان [براى خود] فرزندى انتخاب کرده است!»///و کافران گفتند که خدای رحمان فرزند برگرفته!///و ادعا کردند که خدای رحمان فرزندی برگزیده است‌///و گفتند: «خداوند رحمان فرزندی برای خود برگزیده است».///و گفتند برگرفت خدا فرزندی‌///و گفتند: «(خدای) رحمان فرزندی بر گرفته.» quran_en_fa Indeed ye have put forth a thing most monstrous! به راستی که چیزی بسیار زشت و نسبتی بس ناروا [به میان] آورده‌اید.///به راستی که چیزی بسیار زشت و نسبتی بس ناروا [به میان] آورده‌اید.///هر آینه سخنى زشت آورده‌اید.///واقعا چیز زشتى بر زبان آوردید///واقعا چیز زشتى را [بر زبان‌] آوردید.///راستى، چیز زشت و زننده‌ای [بر زبان‌] آوردید.///(ای کافران) همانا شما سخنی بسیار زشت و منکر بر زبان آوردید.///به راستی که ادعای شگرفی پیش آوردید///راستی مطلب زشت و زننده‌ای گفتید!///همانا آوردید چیزی گران را///بی‌گمان چیز زشتی را همانا (بر زبان) آوردید. quran_en_fa At it the skies are ready to burst, the earth to split asunder, and the mountains to fall down in utter ruin, نزدیک است آسمان‌ها از این [ادعای بی اصل و سخن ناروا] پاره پاره شوند، و زمین بشکافد، و کوه‌ها به شدت در هم بشکنند و فرو ریزند!!///نزدیک است آسمان‌ها از این [ادعای بی اصل و سخن ناروا] پاره پاره شوند، و زمین بشکافد، و کوه‌ها به شدت در هم بشکنند و فرو ریزند!!///نزدیک است که از این سخن آسمانها بشکافند و زمین شکافته شود و کوه‌ها فروافتند و در هم ریزند،///نزدیک است آسمان‌ها از این سخن بشکافند و زمین چاک خورد و کوه‌ها فرو ریخته درهم بشکنند///چیزى نمانده است که آسمانها از این [سخن‌] بشکافند و زمین چاک خورد و کوهها به شدت فرو ریزند.///نزدیک است از این سخن، آسمان‌ها متلاشى، و زمین شکافته شود و کوه‌ها به شدت فروریزد.///نزدیک است از این گفته زشت و عقیده باطل آسمانها از هم فرو ریزد و زمین بشکافد و کوهها متلاشی گردد.///نزدیک است که آسمانها از [ناروایی‌] آن پاره پاره شود و زمین بشکافد و کوهها فرو ریزند///نزدیک است به خاطر این سخن آسمانها از هم متلاشی گردد، و زمین شکافته شود، و کوه‌ها بشدت فرو ریزد …///که نزدیک است آسمانها پاشیده شوند از آن و از هم بشکافد زمین و بیفتد کوه‌ها فروریخته‌///نزدیک است آسمان‌ها از آن (سخن) بی‌مهابا بشکافند، و زمین چاک خورد و کوه‌ها به سختی با صدایی جانکاه فرو ریزند، quran_en_fa That they should invoke a son for (Allah) Most Gracious. به خاطر آنکه برای [خدای] رحمان فرزندی ادعا کرده‌اند.///به خاطر آنکه برای [خدای] رحمان فرزندی ادعا کرده‌اند.///زیرا براى خداى رحمان فرزندى قائل شده‌اند.///که براى خداى رحمان فرزند قایل شدند///از اینکه براى [خداى‌] رحمان فرزندى قایل شدند.///زیرا براى [خداى] رحمان، فرزندى قائل شدند.///چرا که برای خدای مهربان فرزندی (مسیح و عزیر و ملایک را) دعوی کردند.///از اینکه برای خدای رحمان فرزندی قائل شدند///از این رو که برای خداوند رحمان فرزندی قائل شدند!///چرا که خواندند برای خدای مهربان فرزندی‌///(از) اینکه برای (خدای) رحمان فرزندی (را) خواندند. quran_en_fa For it is not consonant with the majesty of (Allah) Most Gracious that He should beget a son. و [خدای] رحمان را نسزد که فرزندی اختیار کند.///و [خدای] رحمان را نسزد که فرزندی اختیار کند.///خداى رحمان را سزاوار نیست که صاحب فرزندى باشد.///و حال آن که خداى رحمان را نشاید که فرزند گیرد/// [خداى‌] رحمان را نسزد که فرزندى اختیار کند.///در حالى که براى [خداى] رحمان، سزاوار نیست که فرزندی برگزیند.///در صورتی که هرگز خدای رحمن را (که منزه از مثل و مانند است) فرزند داشتن سزاوار نخواهد بود.///و سزاوار نیست که خداوند رحمان فرزندی برگزیند///در حالی که هرگز برای خداوند رحمان سزاوار نیست که فرزندی برگزیند!///و نیست شایسته برای خداوند مهربان که گیرد فرزندی را///و (خدای) رحمان را هرگز نسزد که فرزندی برگیرد. quran_en_fa Not one of the beings in the heavens and the earth but must come to (Allah) Most Gracious as a servant. هیچ کس در آسمان‌ها و زمین نیست مگر اینکه [ذاتا] بنده [و مملوک] به سوی [خدای] رحمان می‌آید.///هیچ کس در آسمان‌ها و زمین نیست مگر اینکه [ذاتا] بنده [و مملوک] به سوی [خدای] رحمان می‌آید.///هیچ چیز در آسمانها و زمین نیست مگر آنکه به بندگى سوى خداى رحمان بیاید.///در آسمان‌ها و زمین هیچ کسى نیست مگر آن که بنده‌وار نزد خداى رحمان مى‌آید///هر که در آسمانها و زمین است جز بنده‌وار به سوى [خداى‌] رحمان نمى‌آید.///تمام موجودات آسمان‌ها و زمین، بنده‌وار نزد [خداوند] رحمان مى‌آیند.///بلکه هیچ موجودی در آسمانها و زمین نیست جز اینکه خدا را بنده فرمانبردار است.///جز این نیست که هر موجودی که در آسمانها و زمین است، بنده‌وار سر به درگاه خدای رحمان فرود می‌آورد///تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند، بنده اویند!///نیست هر کدام از آنان که در آسمانها و زمینند جز آینده است خداوند مهربان را بنده‌ای‌///هیچ کس در آسمان‌ها و زمین نیست جز اینکه در حالت بندگی نزد (خدای) رحمان آینده است. quran_en_fa He does take an account of them (all), and hath numbered them (all) exactly. به یقین همه آنان را [با قدرت و دانشش کنترل و] احاطه نموده و درست و دقیق شماره کرده است.///به یقین همه آنان را [با قدرت و دانشش کنترل و] احاطه نموده و درست و دقیق شماره کرده است.///او همه را حساب کرده و یک‌یک شمرده است.///بى‌شک همه آنها را بر شمرده و کامل شمرده است///و یقینا آنها را به حساب آورده و به دقت شماره کرده است.///قطعا آنان را برشمرده و حساب آنها را درست نگه داشته است.///محققا او به شماره همه موجودات کاملا آگاه است.///به راستی همه را شماره کرده و حساب همگیشان را داریم‌///خداوند همه آنها را احصا کرده، و به دقت شمرده است!///همانا فراگرفتشان و بشمردشان شمردنی‌///همواره بی‌گمان آنان را احاطه و شماره‌ای ممتاز کرده است. quran_en_fa And everyone of them will come to Him singly on the Day of Judgment. و روز قیامت همه آنان تنها به پیشگاه او می‌آیند.///و روز قیامت همه آنان تنها به پیشگاه او می‌آیند.///و همگیشان در روز قیامت تنها نزد او مى‌آیند.///و روز قیامت همه آنها به نزد او تنها خواهند آمد///و روز قیامت همه آنها تنها، به سوى او خواهند آمد.///و همگى روز قیامت تنها [و تهى‌دست] نزد او خواهند آمد.///و تمام آنها روز قیامت منفرد و تنها به پیشگاه حضرتش حضور می‌یابند.///و همگیشان روز قیامت یکه و تنها به نزد او آیند///و همگی روز رستاخیز، تک و تنها نزد او حاضر می‌شوند!///و همگیشان آینده‌اند او را روز قیامت تنها///و روز قیامت همه‌ی آنها تنها، سوی او آینده‌اند. quran_en_fa On those who believe and work deeds of righteousness, will (Allah) Most Gracious bestow love. قطعا کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، به زودی [خدای] رحمان برای آنان [در دل‌ها] محبتی قرار خواهد داد.///قطعا کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، به زودی [خدای] رحمان برای آنان [در دل‌ها] محبتی قرار خواهد داد.///خداى رحمان کسانى را که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند، محبوب همه گرداند.///کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، به زودى خداى رحمان براى آنها محبتى [در دل‌ها] قرار خواهد داد///کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، به زودى [خداى‌] رحمان براى آنان محبتى [در دلها] قرار مى‌دهد.///بی‌گمان کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‌اند، به زودى [خداى] رحمان براى آنان [در دل‌ها] محبتى قرار مى‌دهد.///همانا آنان که به خدا ایمان آوردند و نیکوکار شدند خدای رحمان آنها را (در نظر خلق و حق) محبوب می‌گرداند.///کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، زودا که خداوند رحمان در حق آنان مهربانی کند///مسلما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، خداوند رحمان محبتی برای آنان در دلها قرار می‌دهد!///همانا آنان که ایمان آوردند و عمل صالح کردند زود است بنهد برای ایشان خداوند مهربان دوستی را///بی‌گمان کسانی که ایمان آورده و عمل شایسته (ی ایمان) کرده‌اند، (خدای) رحمان به زودی برایشان دوستی‌ای خواهد نهاد. quran_en_fa So have We made the (Qur'an) easy in thine own tongue, that with it thou mayest give Glad Tidings to the righteous, and warnings to people given to contention. جز این نیست که ما این [قرآن] را بر زبان تو آسان ساختیم تا به وسیله آن پرهیزکاران را مژده دهی و مردم ستیزه جو را بترسانی.///جز این نیست که ما این [قرآن] را بر زبان تو آسان ساختیم تا به وسیله آن پرهیزکاران را مژده دهی و مردم ستیزه جو را بترسانی.///این قرآن را بر زبان تو آسان کردیم تا پرهیزگاران را مژده دهى و ستیزه‌گران را بترسانى.///جز این نیست که ما این [قرآن‌] را به زبان تو آسان ساختیم تا پرهیزکاران را بدان مژده دهى و ستیزه گران را بدان بترسانى///در حقیقت، ما این [قرآن‌] را بر زبان تو آسان ساختیم تا پرهیزگاران را بدان نوید، و مردم ستیزه‌جو را بدان بیم دهى.///پس قرآن را بر زبان تو آسان ساختیم تا پرهیزکاران را به وسیله‌ى آن مژده دهى و مردم ستیزه‌جو را بدان بترسانى.///ما حقایق این قرآن را بی‌تردید به زبان تو سهل و آسان کردیم تا به آن اهل تقوا را بشارت دهی و معاندان لجوج را بترسانی.///همانا آن [قرآن‌] را به زبان تو آسان بیان کردیم تا پرهیزگاران را به آن بشارت دهی و مردم ستیزه‌جو را به آن بیم دهی‌///و ما فقط آن [= قرآن‌] را بر زبان تو آسان ساختیم تا پرهیزگاران را بوسیله آن بشارت دهی، و دشمنان سرسخت را با آنان انذار کنی.///جز این نیست که روانش گردانیدیم بر زبان تو تا بشارت دهی بدان پرهیزکاران را و بترسانی بدان قومی سرسخت را///پس تنها ما این قرآن را به زبان تو آسان (فهم) کردیم، تا پرهیزگاران را نوید، و گروهی سخت‌دل را هشدار دهی. quran_en_fa But how many (countless) generations before them have We destroyed? Canst thou find a single one of them (now) or hear (so much as) a whisper of them? و چه بسیار ملت‌ها را پیش از آنان [به سبب طغیانشان] هلاک کردیم. آیا کسی از آنان را می‌یابی، یا هیچ زمزمه و صدایی آهسته از آنان می‌شنوی؟///و چه بسیار ملت‌ها را پیش از آنان [به سبب طغیانشان] هلاک کردیم. آیا کسی از آنان را می‌یابی، یا هیچ زمزمه و صدایی آهسته از آنان می‌شنوی؟///و چه بسیار مردمى را پیش از آنها هلاک کرده‌ایم. آیا هیچ یک از آنها را مى‌یابى یا حتى اندک آوازى از آنها مى‌شنوى؟///و چه بسیار نسل‌هایى را که پیش از آنها هلاک کردیم. آیا کسى از آنها را مى‌یابى یا [کمترین‌] صدایى از آنها مى‌شنوى///و چه بسیار نسلها که پیش از آنان هلاک کردیم. آیا کسى از آنان را مى‌یابى یا صدایى از ایشان مى‌شنوى؟///و چه بسیار ملت‌ها را پیش از آنان [به سبب طغیانشان‌] نابود کردیم. آیا کسى از آنها را مى‌یابى؟ یا کمترین صدایى از ایشان مى‌شنوى؟///و چه بسیار اقوامی از اهل عناد را که پیش از این معاندین هلاک ساختیم! آیا چشم تو به احدی از آنها دیگر خواهد افتاد؟ یا کمترین صدایی از آنان خواهی شنید؟///و چه بسیار پیش از آنان نسلهایی را بر انداختیم، آیا هیچ یک از آنان را می‌یابی یا کمترین صدایی از آنان می‌شنوی؟///چه بسیار اقوام (بی‌ایمان و گنهکاری) را که پیش از آنان هلاک کردیم؛ آیا احدی از آنها را احساس می‌کنی؟! یا کمترین صدایی از آنان می‌شنوی؟!///و بسا نابود کردیم پیش از ایشان قرنهائی آیا احساس می‌کنی از ایشان کسی را یا می‌شنوی برای ایشان آوازی را///و چه بسیار از نسل‌هایی پیش از اینان را هلاک کردیم. آیا احدی از ایشان را (اکنون) احساس می‌کنی، و یا صدا و آوایی از آنان می‌شنوی؟ quran_en_fa Ta-Ha. طه///طه///طا، ها.///طا، ها///طه.///طاها!///طه (ای مشتاق حق و هادی خلق).///طه [طا، ها]///طه‌///طه‌///طه [: ای طاهر هادی!]. quran_en_fa We have not sent down the Qur'an to thee to be (an occasion) for thy distress, ما قرآن را بر تو نازل نکردیم تا به مشقت و زحمت افتی؛///ما قرآن را بر تو نازل نکردیم تا به مشقت و زحمت افتی؛///قرآن را بر تو نازل نکرده‌ایم که در رنج افتى.///ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که به زحمت افتى///قرآن را بر تو نازل نکردیم تا به رنج افتى،///ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که به زحمت و مشقت بیفتى.///ما قرآن را از آن بر تو نازل نکردیم که (از کثرت عبادت خدا و جهد و کوشش در هدایت خلق) خویشتن را به رنج درافکنی.///قرآن را بر تو نازل نکرده‌ایم که در رنج افتی‌///ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که خود را به زحمت بیفکنی!///نفرستادیم بر تو قرآن را تا رنج بری‌///ما قرآن را بر تو نازل نکردیم تا به رنج افتی، quran_en_fa But only as an admonition to those who fear (Allah),- [بلکه آن را نازل کردیم] تا برای کسی که [از خدا] می‌ترسد، زمینه توجه و یادآوری باشد.///[بلکه آن را نازل کردیم] تا برای کسی که [از خدا] می‌ترسد، زمینه توجه و یادآوری باشد.///تنها هشدارى است براى آن که مى‌ترسد.///مگر پندى براى آن کس که [از خدا] مى‌ترسد///جز اینکه براى هر که مى‌ترسد، پندى باشد.///[بلکه آن را نازل کردیم‌] تا براى کسى که [از خدا] مى‌ترسد، مایه‌ى تذکر و یادآورى باشد.///تنها غرض از نزول قرآن آن است که مردم خداترس را متذکر و بیدار سازی.///جز این نیست که یادآور کسی است که خشوع و خشیت داشته باشد///آن را فقط برای یادآوری کسانی که (از خدا) می‌ترسند نازل ساختیم.///جز یادآوریی برای آنکه می‌ترسد///جز اینکه برای هر که (از خدا) می‌هراسد یادواره‌ای (بزرگ) باشد. quran_en_fa A revelation from Him Who created the earth and the heavens on high. در حالی که به تدریج از سوی کسی نازل شده که زمین و آسمان‌های بلند را آفریده است.///در حالی که به تدریج از سوی کسی نازل شده که زمین و آسمان‌های بلند را آفریده است.///از جانب کسى که زمین و آسمانهاى بلند را آفریده است نازل شده.///نازل شده‌اى است از طرف آن که زمین و آسمان‌هاى بلند را آفرید/// [کتابى است‌] نازل شده از جانب کسى که زمین و آسمانهاى بلند را آفریده است.///[این قرآن‌] از سوی کسى نازل شده که زمین و آسمان‌هاى بلند را آفریده است.///این کتاب بزرگ فرستاده آن کسی است که زمین و آسمانهای بلند را آفرید.///فرو فرستاده‌ای است از سوی کسی که زمین و آسمانهای برافراشته را آفریده است‌///(این قرآن) از سوی کسی نازل شده که زمین و آسمانهای بلند را آفریده است.///فرستادنی از آنکه آفرید زمین و آسمانهای افراشته را///در حالی که فرود آمده‌ای است به تدریج از جانب کسی که زمین و آسمان‌های بلند را آفریده است. quran_en_fa (Allah) Most Gracious is firmly established on the throne (of authority). [خدای] رحمان بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط است.///[خدای] رحمان بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط است.///خداى رحمان بر عرش استیلا دارد.///خداى رحمان، بر عرش استیلا یافت///خداى رحمان که بر عرش استیلا یافته است.///[خداوند] رحمان بر عرش (تخت فرمانروایى هستى) چیره است.///آن خدای مهربانی که بر عرش (عالم وجود و کلیه جهان آفرینش به علم و قدرت) مستولی و محیط است.///خداوند رحمان بر عرش استیلاء یافت‌///همان بخشنده‌ای که بر عرش مسلط است.///خداوند مهربان به عرش پرداخت (یا بر عرش استیلا یافت)///(خدای) رحمتگر بر آفریدگان بر عرش (ربوبیت) چیره شده است. quran_en_fa To Him belongs what is in the heavens and on earth, and all between them, and all beneath the soil. آنچه در آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو و آنچه زیر زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست.///آنچه در آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو و آنچه زیر زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست.///از آن اوست آنچه در آسمانها و زمین و میان آنهاست و آنچه در زیر زمین است.///آنچه در آسمان‌ها و زمین است و آنچه میان آن دو و آنچه زیر خاک است، از آن اوست///آنچه در آسمانها و آنچه در زمین و آنچه میان آن دو و آنچه زیر خاک است از آن اوست.///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین، و آنچه در میان آنها و آنچه در زیر زمین است، براى اوست.///هر چه در آسمانها و زمین و بین آنها و زیر کره خاک موجود است همه ملک اوست.///او راست هر آنچه در آسمانها و در زمین و بین آنها و در زیر زمین است‌///از آن اوست آنچه در آسمانها، و آنچه در زمین، و آنچه میان آن دو، و آنچه در زیر خاک (پنهان) است!///وی را است آنچه در آسمانها و آنچه در زمین و آنچه میان آنها و آنچه زیر خاک است‌///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین و آنچه میان آن دو و آنچه زیر خاک است از اوست. quran_en_fa If thou pronounce the word aloud, (it is no matter): for verily He knoweth what is secret and what is yet more hidden. و اگر سخن خود را با صدای بلند آشکار کنی [یا پنهان بداری، برای خدا یکسان است]؛ زیرا او پنهان وپنهان‌تر را می‌داند.///و اگر سخن خود را با صدای بلند آشکار کنی [یا پنهان بداری، برای خدا یکسان است]؛ زیرا او پنهان وپنهان‌تر را می‌داند.///و اگر سخن بلند گویى، او به راز نهان و نهان‌تر آگاه است.///و اگر سخن به آواز گویى [یا آهسته‌]، بى‌تردید او نهان و نهان‌تر را مى‌داند///و اگر سخن به آواز گویى، او نهان و نهان‌تر را مى‌داند.///و اگر سخنت را آشکار بگویى [یا پنهان کنى]، او اسرار [شما] و پنهان‌تر [از آن] را مى‌داند.///و اگر به آواز بلند یا آهسته سخن گویی (یکسان است که) همانا خدا بر نهان و مخفی‌ترین امور جهان کاملا آگاه است.///و اگر سخنت را آشکار کنی [یا پوشیده بداری‌] بدان که او هر راز و هر نهفته‌ای را می‌داند///اگر سخن آشکارا بگویی (یا مخفی کنی)، او اسرار -و حتی پنهان‌تر از آن- را نیز می‌داند!///و اگر بلند گوئی سخن را همانا او می‌داند نهان و نهان‌تر را///و اگر سخن آشکار گویی پس او نهان و نهان‌تر را می‌داند. quran_en_fa Allah! there is no god but He! To Him belong the most Beautiful Names. خدای یکتاست که جز او هیچ معبودی نیست، نیکوترین نام‌ها فقط ویژه اوست.///خدای یکتاست که جز او هیچ معبودی نیست، نیکوترین نام‌ها فقط ویژه اوست.///الله، آن که هیچ خدایى جز او نیست، نامهاى خوب از آن اوست.///خداى یکتا جز او معبودى نیست و بهترین نام‌ها [و صفات برتر] از آن اوست///خدایى که جز او معبودى نیست [و] نامهاى نیکو به او اختصاص دارد.///خدایى که معبودى جز او نیست. نیکوترین نام‌ها مخصوص اوست.///به جز خدای یکتا که همه اسماء و صفات نیکو مخصوص اوست خدایی نیست.///خداوند است که خدایی جز او نیست، او را نامهای نیکوست‌///او خداوندی است که معبودی جز او نیست؛ و نامهای نیکوتر از آن اوست!///خدا نیست خدائی جز او وی را است نامهای نکو///خدایی که جز او معبودی نیست (و) نیکوترین نام‌ها (ونشانه‌ها) ویژه‌ی اوست. quran_en_fa Has the story of Moses reached thee? و آیا سرگذشت موسی به تو رسیده است؟///و آیا سرگذشت موسی به تو رسیده است؟///آیا خبر موسى به تو رسیده است؟///و آیا حکایت موسى به تو رسیده است///و آیا خبر موسى به تو رسید؟///و آیا خبر موسى به تو رسیده است؟!///و آیا داستان موسی به تو رسیده است؟///و آیا داستان موسی به تو رسیده است؟///و آیا خبر موسی به تو رسیده است؟///و آیا رسیده است به تو داستان موسی‌///و آیا گزارش (وحیانی) موسی تو را رسید؟ quran_en_fa Behold, he saw a fire: So he said to his family, "Tarry ye; I perceive a fire; perhaps I can bring you some burning brand therefrom, or find some guidance at the fire." هنگامی که آتشی دید، پس به خانواده‌اش گفت: درنگ کنید؛ بی تردید من آتشی دیدم [می روم] شاید شعله‌ای از آن را برایتان بیاورم یا نزد آتش [برای پیدا کردن راه] راهنمایی بیابم.///هنگامی که آتشی دید، پس به خانواده‌اش گفت: درنگ کنید؛ بی تردید من آتشی دیدم [می روم] شاید شعله‌ای از آن را برایتان بیاورم یا نزد آتش [برای پیدا کردن راه] راهنمایی بیابم.///آنگاه که آتشى دید و به خانواده خود گفت: درنگ کنید، که من از دور آتشى مى‌بینم، شاید برایتان قبسى بیاورم یا در روشنایى آن راهى بیابم.///آن‌گاه که آتشى دید، پس به خانواده‌ى خود گفت: درنگ کنید که من آتشى دیده‌ام، شاید شعله‌اى از آن برایتان بیاورم یا در [روشنایى‌] آتش راهى بیابم///هنگامى که آتشى دید، پس به خانواده خود گفت: «درنگ کنید، زیرا من آتشى دیدم، امید که پاره‌اى از آن براى شما بیاورم یا در پرتو آتش راه [خود را باز] یابم.///آن­گاه که [در سفر از مدین به مصر،] آتشى را دید، پس به خانواده‌ى خود گفت: «قدرى درنگ کنید، من آتشى دیدم، شاید شعله‌اى از آن را براى شما بیاورم، یا نزد آتش راهنمایى بیابم.»///آن‌گاه که آتشی مشاهده کرد و به اهل بیت خود (که در بیابان سرد به آتش محتاج بودند) گفت: اندکی مکث کنید که از دور آتشی به چشم دیدم، باشد که یا پاره‌ای از آن آتش بر شما بیاورم یا از آن (به جایی) راه یابم.///چنین بود که [از دور] آتشی دید و به خانواده‌اش گفت بایستید که من آتشی می‌بینم، باشد که اخگری از آن برای شما بیاورم، یا در پرتو آن راه را باز یابم‌///هنگامی که (از دور) آتشی مشاهده کرد، و به خانواده خود گفت: «(اندکی) درنگ کنید که من آتشی دیدم! شاید شعله‌ای از آن برای شما بیاورم؛ یا بوسیله این آتش راه را پیدا کنم!»///هنگامی که دید آتشی پس گفت به خاندان خویش درنگ کنید که من یافتم آتشی را شاید بیارم شما را از آن اخگری (گیرانه‌ای) یا بیابم بر آتش راهنمائی را///چون آتشی دید، پس به خانواده‌ی خود گفت: «درنگ کنید، همانا من با آتشی مأنوس شدم. امید که شعله‌ای از آن برایتان بیاورم یا در پرتو آتش راهی بیابم.» quran_en_fa But when he came to the fire, a voice was heard: "O Moses! پس چون به آن آتش رسید، ندا داده شد: ای موسی!///پس چون به آن آتش رسید، ندا داده شد: ای موسی!///چون نزد آتش آمد، ندا داده شد: اى موسى،///پس چون به آن رسید، ندا داده شد: اى موسى///پس چون بدان رسید، ندا داده شد که: «اى موسى،///پس همین که نزد آتش آمد، ندا داده شد: «اى موسى!///چون موسی به آن آتش نزدیک شد (در میان درختی آتشی روشن دید و از آنجا) ندا شد که‌ای موسی،///و چون به نزدیک آن رسید، ندا در داده شد که‌ای موسی‌///هنگامی که نزد آتش آمد، ندا داده شد که: «ای موسی!///پس هنگامی که بیامدش خوانده شد ای موسی‌///پس چون بدان رسید ندا داده شد: «موسی!» quran_en_fa "Verily I am thy Lord! therefore (in My presence) put off thy shoes: thou art in the sacred valley Tuwa. به یقین این منم پروردگار تو، پس کفش خود را از پایت بیفکن؛ زیرا تو در وادی مقدس طوی هستی.///به یقین این منم پروردگار تو، پس کفش خود را از پایت بیفکن؛ زیرا تو در وادی مقدس طوی هستی.///من پروردگار تو هستم. پاى‌افزارت را بیرون کن که اینک در وادى مقدس طوى هستى.///همانا من پروردگار تو هستم. پس هر دو کفش خود را درآور که [اینک‌] تو در وادى مقدس «طوى» هستى///این منم پروردگار تو، پاى‌پوش خویش بیرون آور که تو در وادى مقدس «طوى‌» هستى.///من پروردگار توام! پس کفش‌های خود را از پای بیرون آر! به درستى که تو در سرزمین مقدس طوى هستى.///منم پروردگار تو، نعلین (همه علایق غیر مرا) از خود به دور کن که اکنون در وادی مقدس طوی (و مقام قرب ما) قدم نهاده‌ای.///همانا من پروردگار تو هستم کفشهایت را [به احترام‌] از پا بیرون کن و بدان که تو در وادی مقدس طوی هستی‌///من پروردگار توام! کفشهایت را بیرون آر، که تو در سرزمین مقدس «طوی» هستی!///همانا منم پروردگار تو پس درآور کفشهای خویش را که توئی بر دره مقدس طوی‌///«بی‌گمان منم، من، پروردگارت، پس دو پای‌پوشت را برکن، که در حقیقت تو پیچیده در پوشش وادی مقدسی.» quran_en_fa "I have chosen thee: listen, then, to the inspiration (sent to thee). و من تو را [به پیامبری] برگزیدم، پس به آنچه وحی می‌شود، گوش فرا دار.///و من تو را [به پیامبری] برگزیدم، پس به آنچه وحی می‌شود، گوش فرا دار.///و من تو را برگزیده‌ام. پس به آنچه وحى مى‌شود گوش فرا دار.///و من تو را برگزیده‌ام، پس بدانچه وحى مى‌شود گوش فرا دار///و من تو را برگزیده‌ام، پس بدانچه وحى مى‌شود گوش فرا ده.///و من تو را [به پیامبرى] برگزیده‌ام، پس به آنچه وحى مى‌شود، گوش ­فراده!///و من تو را (به رسالت خود) برگزیدم، در این صورت به سخن وحی گوش فرا ده.///و من تو را برگزیده‌ام، پس به آنچه وحی می‌شود، گوش دل بسپار///و من تو را (برای مقام رسالت) برگزیدم؛ اکنون به آنچه بر تو وحی می‌شود، گوش فراده!///و منت برگزیدم پس گوش فراده بدانچه وحی شود///«و من تو را (برای خودم) برگزیدم. پس برای آنچه (به تو) وحی می‌شود گوش فرادار.» quran_en_fa "Verily, I am Allah: There is no god but I: So serve thou Me (only), and establish regular prayer for celebrating My praise. همانا! من خدایم که جز من معبودی نیست، پس مرا بپرست و نماز را برای یاد من برپا دار.///همانا! من خدایم که جز من معبودی نیست، پس مرا بپرست و نماز را برای یاد من برپا دار.///خداى یکتا من هستم. هیچ خدایى جز من نیست. پس مرا بپرست و تا مرا یاد کنى نماز بگزار.///این منم خداوند [یکتا] که خدایى جز من نیست، پس مرا پرستش کن و به یاد من نماز بپادار///منم، من، خدایى که جز من خدایى نیست، پس مرا پرستش کن و به یاد من نماز برپا دار.///همانا منم الله، جز من خدایى نیست، پس مرا بندگى کن و نماز را به پای دار تا به یاد من باشى.///منم خدای یکتا که هیچ خدایی جز من نیست، پس مرا (به یگانگی) بپرست و نماز را مخصوصا برای یاد من به پادار.///همانا من خداوندم که جز من خدایی نیست، پس مرا بپرست و نماز را به یاد من برپا دار///من «الله» هستم؛ معبودی جز من نیست! مرا بپرست، و نماز را برای یاد من بپادار!///همانا منم خدا نیست خداوندی جز من پس پرستش کن مرا و بپای دار نماز را برای یادکردنم‌///«(این) منم، من، (همان) خدایی که جز من خدایی نیست. پس مرا بپرست و برای یادم نماز را بر پا بدار.» quran_en_fa "Verily the Hour is coming - My design is to keep it hidden - for every soul to receive its reward by the measure of its Endeavour. بی تردید قیامت که می‌خواهم زمان وقوعش را پنهان بدارم، آمدنی است، تا هر کس را برابر تلاش و کوششی که می‌کند، پاداش دهند.///بی تردید قیامت که می‌خواهم زمان وقوعش را پنهان بدارم، آمدنی است، تا هر کس را برابر تلاش و کوششی که می‌کند، پاداش دهند.///قیامت آمدنى است. مى‌خواهم زمان آن را پنهان دارم تا هر کس در مقابل کارى که کرده است سزا ببیند.///قیامت حتما آمدنى است. مى‌خواهم وقت آن را پنهان دارم تا هر کسى به موجب آنچه مى‌کوشد جزا داده شود///در حقیقت، قیامت فرارسنده است. مى‌خواهم آن را پوشیده دارم، تا هر کسى به [موجب‌] آنچه مى‌کوشد جزا یابد.///همانا قیامت خواهد آمد، [ولى] من مى‌خواهم [زمان] آن را پنهان دارم، تا هر کس برابر سعى و تلاش خود، جزا داده شود.///و محققا ساعت قیامت خواهد رسید و من خواهم که آن ساعت را پنهان دارم تا (مردم آزمایش شوند و) هر نفسی به پاداش اعمالش در (آن روز) برسد.///قیامت فرارسنده است، می‌خواهم [چندی هم‌] پنهانش بدارم تا هر کسی بر وفق کوششش جزا یابد///بطور قطع رستاخیز خواهد آمد! می‌خواهم آن را پنهان کنم، تا هر کس در برابر سعی و کوشش خود، جزا داده شود!///همانا ساعت است آینده خواهم نهان دارمش تا پاداش داده شود هر کسی بدانچه می‌کوشد///«به‌راستی ساعت [: قیامت] آمدنی است. نزدیک است آن را (بر خود هم) پوشیده دارم، تا هر کسی به (موجب) آنچه می‌کوشد جزا یابد.» quran_en_fa "Therefore let not such as believe not therein but follow their own lusts, divert thee therefrom, lest thou perish!".. پس مبادا آنکه از هوای نفسش پیروی کرده و [به این سبب] به قیامت ایمان ندارد، تو را [از توجه به آن] باز دارد که هلاک می‌شوی.///پس مبادا آنکه از هوای نفسش پیروی کرده و [به این سبب] به قیامت ایمان ندارد، تو را [از توجه به آن] باز دارد که هلاک می‌شوی.///آن کس که به آن ایمان ندارد و پیرو هواى خویش است، تو را از آن رویگردان نکند، تا به هلاکت افتى.///پس هرگز نباید کسى که به آن ایمان ندارد و از هواى خویش پیروى کرده، تو را از [ایمان به‌] آن باز دارد که هلاک بشوى///پس هرگز نباید کسى که به آن ایمان ندارد و از هوس خویش پیروى کرده است، تو را از [ایمان به‌] آن باز دارد، که هلاک خواهى شد.///پس مبادا کسى که به قیامت ایمان ندارد و پیرو هواى نفس خویش است، تو را از توجه به قیامت بازدارد که نابود مى‌شوى.///پس زنهار مردمی که به قیامت ایمان ندارند و پیرو هوای نفسند تو را از یاد آن (روز هولناک) بازندارند و غافل نکنند و گرنه هلاک خواهی شد.///مبادا کسی که به آن ایمان ندارد و از هوی و هوس خویش پیروی می‌کند، تو را از آن باز دارد و به هلاکت افتی‌///پس مبادا کسی که به آن ایمان ندارد و از هوسهای خویش پیروی می‌کند، تو را از آن بازدارد؛ که هلاک خواهی شد!///پس بازنداردت از آن آنکه ایمان نیاورد بدان و پیروی کند هوس خویش را تا نابود شوی‌///«پس هرگز نکند کسی که به آن ایمان ندارد و از هوس خویش پیروی کرده است، تو را از (ایمان به) آن باز دارد، پس سقوط کنی.» quran_en_fa "And what is that in the right hand, O Moses?" و ای موسی! این [قطعه چوب] در دست راستت چیست؟///و ای موسی! این [قطعه چوب] در دست راستت چیست؟///اى موسى، آن چیست به دست راستت؟///اى موسى! آن چیست به دست راست تو///و اى موسى، در دست راست تو چیست؟»///و اى موسى! آنچه به دست راست تو، چیست؟»///و ای موسی، اینک بازگو تا چه به دست راست داری؟///و ای موسی در دستت چیست؟///و آن چیست در دست راست تو، ای موسی؟!///و چیست این به دست راست تو ای موسی‌///«و ای موسی! این چیست در دست راستت؟» quran_en_fa He said, "It is my rod: on it I lean; with it I beat down fodder for my flocks; and in it I find other uses." گفت: این عصای من است، بر آن تکیه می‌زنم، و با آن برگ درختان را برای گوسفندانم فرو می‌ریزم و مرا در آن نیازهای دیگری هم هست.///گفت: این عصای من است، بر آن تکیه می‌زنم، و با آن برگ درختان را برای گوسفندانم فرو می‌ریزم و مرا در آن نیازهای دیگری هم هست.///گفت: این عصاى من است. بر آن تکیه مى‌کنم و براى گوسفندانم با آن برگ مى‌ریزم. و مرا با آن کارهاى دیگر است.///گفت: این عصاى من است، بر آن تکیه مى‌کنم و با آن براى گوسفندانم برگ مى‌تکانم، و نیازهاى دیگرى هم براى من در آن هست///گفت: «این عصاى من است، بر آن تکیه مى‌دهم و با آن براى گوسفندانم برگ مى تکانم، و کارهاى دیگرى هم براى من از آن برمى‌آید.»///گفت: «این، عصاى من است که بر آن تکیه مى‌دهم، و با آن براى گوسفندانم برگ مى‌ریزم، و کارهاى دیگرى هم براى من از آن برمى‌آید.»///موسی عرضه داشت: این عصای من است که بر آن تکیه می‌زنم و با آن از درختان بر گوسفندانم برگ می‌ریزم و حوائجی دیگر (چون مدد راه رفتن و دفع دشمن و غیره) نیز به آن انجام می‌دهم.///گفت این عصای من است که بر آن تکیه می‌کنم و با آن برای گوسفندانم برگ فرو می‌تکانم، و حاجتهای دیگر نیز به آن دارم‌///گفت: «این عصای من است؛ بر آن تکیه می‌کنم، برگ درختان را با آن برای گوسفندانم فرومی‌ریزم؛ و مرا با آن کارها و نیازهای دیگری است.///گفت این است چوبدست من که بدان تکیه کنم و بریزم برگها را بدان بر گوسفندانم و مرا است در آن حوائجی دیگر///گفت: «این عصای من است. بر آن تکیه می‌دهم و با آن بر گوسفندانم (برگ) می‌تکانم، و در آن برای من نیازهای مهم دیگری (نیز) هست.» quran_en_fa (Allah) said, "Throw it, O Moses!" خدا فرمود: ای موسی! آن را بیفکن.///خدا فرمود: ای موسی! آن را بیفکن.///گفت: اى موسى، آن را بیفکن.///گفت: آن را بینداز اى موسى///فرمود: «اى موسى، آن را بینداز.»///[خداوند] فرمود: «اى موسى! عصا را بیفکن!»///خدا فرمود: ای موسی این عصا بیفکن.///فرمود ای موسی آن را به زمین بینداز///گفت: «ای موسی! آن را بیفکن.»///گفت بیفکنش ای موسی‌///فرمود: «موسی! (هم) آن را بیفکن.» quran_en_fa He threw it, and behold! It was a snake, active in motion. پس آن را افکند، ناگهان ماری عظیم شد که به سرعت می‌شتافت.///پس آن را افکند، ناگهان ماری عظیم شد که به سرعت می‌شتافت.///بیفکندش. به ناگهان مارى شد که مى‌دوید.///پس آن را انداخت و ناگاه مارى شد که به سرعت مى‌خزید///پس آن را انداخت و ناگاه مارى شد که به سرعت مى‌خزید.///پس آن را افکند، ناگهان مارى شد که مى‌شتافت.///موسی چون آن را به زمین افکند عصا اژدهایی مهیب شد که (به هر سو) می‌شتافت.///آن را انداخت و ناگهان به هیئت ماری که جنب و جوش داشت در آمد///پس موسی آن (عصا) را افکند، که ناگهان اژدهایی شد که به هر سو می‌شتافت.///پس افکندش ناگهان آن است ماری شتابان‌///پس آن را افکند. پس ناگهان، (هم) آن ماری شد که به سرعت می‌خزد. quran_en_fa (Allah) said, "Seize it, and fear not: We shall return it at once to its former condition".. خدا فرمود: آن را بگیر و مترس که بی درنگ آن را به کیفیت اولش باز می‌گردانیم.///خدا فرمود: آن را بگیر و مترس که بی درنگ آن را به کیفیت اولش باز می‌گردانیم.///گفت: بگیرش، و مترس. بار دیگر آن را به صورت نخستینش بازمى‌گردانیم.///گفت: آن را بگیر و مترس، به زودى آن را به صورت اولش باز مى‌گردانیم///فرمود: «آن را بگیر و مترس، به زودى آن را به حال نخستینش بازخواهیم گردانید،///[خداوند] فرمود: «آن را بگیر و نترس، ما به زودى آن را به حال نخستینش برمى‌گردانیم.///باز (حضرت احدیت) فرمود: عصا را برگیر و از آن مترس که ما آن را به حالت اولش برمی‌گردانیم.///فرمود آن را بگیر و مترس، آن را به هیئت نخستینش در می‌آوریم‌///گفت: «آن را بگیر و نترس، ما آن را به صورت اولش بازمی‌گردانیم.///گفت بگیرش و نترس زود است بازگردانیمش به شیوه نخستینش‌///فرمود: «آن را برگیر و مترس، به زودی آن را به حال واقعی نخستین‌ (اش) باز می‌گردانیم.» quran_en_fa "Now draw thy hand close to thy side: It shall come forth white (and shining), without harm (or stain),- as another Sign,- و دستت را در گریبانت کن تا بدون هیچ عیبی [چون برص و پیسی] سفید و درخشان بیرون آید، [آن] معجزه‌ای دیگر است.///و دستت را در گریبانت کن تا بدون هیچ عیبی [چون برص و پیسی] سفید و درخشان بیرون آید، [آن] معجزه‌ای دیگر است.///دست خویش در بغل کن، بى‌هیچ عیبى، سفید بیرون آید. این هم آیتى دیگر،///و دست خویش در بغل کن، تا بى‌هیچ گزندى [به عنوان‌] معجزه‌اى دیگر سفید [و درخشان‌] بیرون آید///و دست خود را به پهلویت ببر، سپید بى‌گزند برمى‌آید، [این‌] معجزه‌اى دیگر است،///و دستت را در گریبانت فرو ببر تا بدون هیچ عیبى، سپید و درخشان بیرون آید، [که این نیز‌] معجزه‌اى دیگر است.///و دست به زیر بغل خود بر تا دستی بی‌هیچ عیب سپید و رخشان بیرون آید و این معجزه دیگر تو خواهد بود.///و دستت را در بغلت کن، تا سپید و درخشان بدون هیچ بیماری [پیسی‌] بیرون آید که این نیز معجزه دیگری است‌///و دستت را به گریبانت ببر، تا سفید و بی‌عیب بیرون آید؛ این نشانه دیگری (از سوی خداوند) است.///و بچسبان دست خود را به پهلوی خود برون آید تابنده‌ای بی‌آزار آیتی دیگر///«و دست خود را به پهلویت ببر تا سپیدی بی‌گزند بر آید. حال آنکه (این) نشانه‌ای دیگر (بر رسالت تو) است،» quran_en_fa "In order that We may show thee (two) of our Greater Signs. تا برخی از بزرگ‌ترین معجزات خود را به تو نشان دهیم.///تا برخی از بزرگ‌ترین معجزات خود را به تو نشان دهیم.///تا آیتهاى بزرگ‌تر خود را به تو بنمایانیم.///تا پاره‌اى از آیات بزرگ‌تر خود را به تو نشان دهیم///تا به تو معجزات بزرگ خود را بنمایانیم.///تا برخی از نشانه‌هاى بزرگ خویش را به تو نشان دهیم.///تا باز هم از آیات بزرگ خود به تو ارائه دهیم.///تا بعضی از آیات سترگ خود را به تو بنمایانیم‌///تا از نشانه‌های بزرگ خویش به تو نشان دهیم.///تا بنمایانیمت از آیتهای ما بزرگها را///«برای اینکه به تو از بزرگ‌ترین نشانه‌های (چشمگیر) ‌مان بنماییم.» quran_en_fa "Go thou to Pharaoh, for he has indeed transgressed all bounds." به سوی فرعون برو؛ زیرا او [در برابر خدا] سرکشی کرده است.///به سوی فرعون برو؛ زیرا او [در برابر خدا] سرکشی کرده است.///نزد فرعون برو که سرکشى مى‌کند.///به سوى فرعون برو که او طغیان کرده است///به سوى فرعون برو که او به سرکشى برخاسته است.///[اى موسى! اکنون] به سوى فرعون برو، که او سرکشى کرده است.///اینک (به رسالت) به جانب فرعون روانه شو که وی سخت طغیان کرده است.///به سوی فرعون برو که او سر به طغیان برداشته است‌///اینک به سوی فرعون برو، که او طغیان کرده است.»///برو بسوی فرعون که او سرکشی کرد///«سوی فرعون برو که همواره او به سرکشی برخاسته است.» quran_en_fa (Moses) said: "O my Lord! expand me my breast; گفت: پروردگارا! سینه‌ام را [برای تحمل این وظیفه سنگین] گشاده گردان،///گفت: پروردگارا! سینه‌ام را [برای تحمل این وظیفه سنگین] گشاده گردان،///گفت: اى پروردگار من، سینه مرا براى من گشاده گردان.///گفت: پروردگارا! سینه‌ام را وسعت بخش///گفت: «پروردگارا، سینه‌ام را گشاده گردان،///[موسى] گفت: «پروردگارا! سینه‌ام را گشاده گردان [و بر صبر و حوصله‌ام بیافزا]!///موسی عرضه داشت: پروردگارا، شرح صدرم عطا فرما (که از جفا و آزار مردم تنگدل نشوم).///گفت پروردگارا دل مرا برایم گشاده‌دار///(موسی) گفت: «پروردگارا! سینه‌ام را گشاده کن؛///گفت پروردگارا فراخ گردان برای من سینه مرا///گفت: «پروردگارم! سینه‌ام را گشاده گردان،» quran_en_fa "Ease my task for me; و کارم را برایم آسان ساز،///و کارم را برایم آسان ساز،///و کار مرا آسان ساز.///و کارم را برایم آسان ساز///و کارم را براى من آسان ساز،///و کارم را برایم آسان فرما!///و کار مرا برایم آسان گردان.///و کارم را بر من آسان کن‌///و کارم را برایم آسان گردان!///و آسان کن برای من کار مرا///«و کارم را برایم آسان گردان،» quran_en_fa "And remove the impediment from my speech, و گرهی را [که مانع روان سخن گفتن من است] از زبانم بگشای،///و گرهی را [که مانع روان سخن گفتن من است] از زبانم بگشای،///و گره از زبان من بگشاى.///و گره از زبانم بگشاى///و از زبانم گره بگشاى،///و گرهى را [که مانع روان سخن گفتن من است، ‌] از زبانم باز کن!///و عقده را از زبانم بگشا.///و گره از زبانم بگشا///و گره از زبانم بگشای؛///و بازکن گرهی از زبانم‌///«و از زبانم گرهی بگشای» quran_en_fa "So they may understand what I say: [تا] سخنم را بفهمند،///[تا] سخنم را بفهمند،///تا گفتار مرا بفهمند.///تا سخنم را دریابند/// [تا] سخنم را بفهمند،///تا سخنان مرا [خوب] بفهمند.///تا مردم سخنم را نیکو فهم کنند.///تا سخنم را دریابند///تا سخنان مرا بفهمند!///تا دریابند گفتار مرا///«تا سخنم را با بررسی بفهمند،» quran_en_fa "And give me a Minister from my family, و از خانواده‌ام دستیاری برایم قرار ده،///و از خانواده‌ام دستیاری برایم قرار ده،///و یاورى از خاندان من براى من قرار ده؛///و براى من دستیارى از کسانم قرار ده///و براى من دستیارى از کسانم قرار ده،///و از خاندانم دستیارى برایم قرار بده،///و نیز از اهل بیت من یکی را وزیر و معاون من فرما.///و از خانواده‌ام برایم دستیاری بگمار///و وزیری از خاندانم برای من قرار ده …///و قرار ده برای من وزیری از خاندانم‌///«و برایم دستیاری از کسانم قرار ده:» quran_en_fa "Aaron, my brother; هارون، برادرم را///هارون، برادرم را///برادرم هارون را.///هارون برادرم را///هارون برادرم را،///برادرم هارون را.///برادرم هارون را (وزیر من گردان).///برادرم هارون را///برادرم هارون را!///هارون برادرم را///«هارون برادرم را.» quran_en_fa "Add to my strength through him, پشتم را به او محکم کن،///پشتم را به او محکم کن،///پشت مرا بدو محکم کن.///پشت من را بدو محکم کن///پشتم را به او استوار کن،///با او پشتوانه‌ام را محکم ساز.///پشت مرا به او محکم کن.///و با او پشتوانه‌ام را نیرومند گردان‌///با او پشتم را محکم کن؛///استوار سازید بدو پشت مرا///«پشتم را به او استوار گردان،» quran_en_fa "And make him share my task: واو را در کارم شریک گردان،///واو را در کارم شریک گردان،///و در کار من شریکش گردان.///و او را در کارم شریک ساز///و او را شریک کارم گردان،///و او را در کارم شریک گردان.///و او را در امر (رسالت با) من شریک ساز.///و او را در کارم شریک گردان‌///و او را در کارم شریک ساز؛///و شریکش گردان در کارم‌///«و او را در کارم شریک کن،» quran_en_fa "That we may celebrate Thy praise without stint, تا تو را [در میان مشرکان از داشتن شریک] بسیار و فراوان تنزیه کنیم،///تا تو را [در میان مشرکان از داشتن شریک] بسیار و فراوان تنزیه کنیم،///تا تو را فراوان ستایش کنیم.///تا تو را فراوان تسبیح گوییم///تا تو را فراوان تسبیح گوییم،///تا ما تو را بسیار به پاکى بستاییم.///تا دائم به ستایش و سپاس تو پردازیم.///تا تو را بسیار نیایش کنیم‌///تا تو را بسیار تسبیح گوییم؛///تا بستایمت بسیار///«تا تو را فراوان تسبیح کنیم،» quran_en_fa "And remember Thee without stint: وبسیار به یادت باشیم،///وبسیار به یادت باشیم،///و تو را فراوان یاد کنیم.///و تو را بسیار یاد کنیم///و بسیار به یاد تو باشیم،///و تو را بسیار یاد کنیم.///و تو را بسیار یاد کنیم.///و بسیار یادت کنیم‌///و تو را بسیار یاد کنیم؛///و یادت کنیم بسیار///«و بسیار تو را یاد کنیم،» quran_en_fa "For Thou art He that (ever) regardeth us." بی تردید تو به ما بینایی.///بی تردید تو به ما بینایی.///که تو بر حال ما آگاه بوده‌اى.///بى‌تردید تو بر حال ما ناظر بوده‌اى///زیرا تو همواره به [حال‌] ما بینایى.»///[پروردگارا!] همانا تو همواره به کار و حال ما آگاه و بینایى!»///که همانا بس تویی بصیر به احوال ما.///که تو خود بر احوال ما بینا بوده‌ای‌///چرا که تو همیشه از حال ما آگاه بوده‌ای!»///که همانا بوده‌ای تو به ما بینا///«بی‌گمان تو همواره به (حال) ما بسی بینا بوده‌ای.» quran_en_fa (Allah) said: "Granted is thy prayer, O Moses!" خدا فرمود: ای موسی! به یقین خواسته‌ات به تو عطا شد.///خدا فرمود: ای موسی! به یقین خواسته‌ات به تو عطا شد.///گفت: اى موسى، هر چه خواستى به تو داده شد.///گفت: اى موسى! خواسته‌ات به تو داده شد///فرمود: «اى موسى، خواسته‌ات به تو داده شد.»///[خداوند] فرمود: «اى موسى! آنچه را درخواست کردى، به تو داده شد.///پروردگار فرمود: ای موسی آنچه از ما خواستی همه به تو اعطا گردید.///فرمود ای موسی خواسته‌ات بر آورده شد///فرمود: «ای موسی! آنچه را خواستی به تو داده شد!///گفت همانا داده شدی خواست خود را ای موسی‌///فرمود: «موسی! به‌راستی خواسته‌ات به تو داده شد.» quran_en_fa "And indeed We conferred a favour on thee another time (before). و بی تردید یک بار دیگر هم به تو احسان کردیم.///و بی تردید یک بار دیگر هم به تو احسان کردیم.///و ما بار دیگر به تو نعمت فراوان داده‌ایم،///و البته یک بار دیگر هم بر تو عنایت کردیم///و به راستى، بار دیگر [هم‌] بر تو منت نهادیم،///و ما بار دیگر بر تو منت گذاشتیم [و تو را مشمول نعمت‌هاى خویش ساختیم].///و همانا ما بر تو بار دیگر نیز منت بزرگی نهادیم.///و بار دیگر هم در حق تو نیکی کرده بودیم‌///و ما بار دیگر تو را مشمول نعمت خود ساختیم …///و همانا منت نهادیم بر تو باری دیگر///«و همواره به‌راستی بار دیگر (هم) بر تو منت نهادیم،» quran_en_fa "Behold! We sent to thy mother, by inspiration, the message: آن زمان که به مادرت آنچه را که باید الهام می‌شد، الهام کردیم؛///آن زمان که به مادرت آنچه را که باید الهام می‌شد، الهام کردیم؛///آنگاه که بر مادرت آنچه وحى کردنى بود وحى کردیم:///آن‌گاه که به مادرت آنچه وحى شد وحى کردیم///هنگامى که به مادرت آنچه را که [باید] وحى مى‌شد وحى کردیم:///آن‌گاه که به مادرت آنچه را باید الهام کرد، وحى کردیم.///آن هنگام که (برای حفظ جان تو از بلای فرعونیان) به مادرت وحی مهمی نمودیم.///آنگاه که به مادرت آنچه باید وحی کردیم‌///آن زمان که به مادرت آنچه لازم بود الهام کردیم …///هنگامی که وحی کردیم بسوی مادرت آنچه وحی می‌شود///«چون به مادرت آنچه را که وحی می‌شود وحی کردیم:» quran_en_fa "'Throw (the child) into the chest, and throw (the chest) into the river: the river will cast him up on the bank, and he will be taken up by one who is an enemy to Me and an enemy to him': But I cast (the garment of) love over thee from Me: and (this) in order that thou mayest be reared under Mine eye. که او را در صندوق بگذار، پس او را به دریا بینداز تا دریا او را به ساحل اندازد، تا دشمن من و دشمن او، وی را برگیرد. و محبوبیتی از سوی خود بر تو انداختیم تا [همگان به تو علاقه و محبت ورزند و آنچه را انجام دادم برای این بود که] با مراقبت کامل من پرورش یابی [و ساخته شوی.]///که او را در صندوق بگذار، پس او را به دریا بینداز تا دریا او را به ساحل اندازد، تا دشمن من و دشمن او، وی را برگیرد. و محبوبیتی از سوی خود بر تو انداختیم تا [همگان به تو علاقه و محبت ورزند و آنچه را انجام دادم برای این بود که] با مراقبت کامل من پرورش یابی [و ساخته شوی.]///که او را در صندوقى بیفکن، صندوق را به دریا افکن، تا دریا به ساحلش اندازد و یکى از دشمنان من و دشمنان او صندوق را برگیرد. محبت خویش بر تو ارزانى داشتم تا زیر نظر من پرورش یابى.///که او را در صندوقى بنه، و آن را به دریا بیفکن تا دریا او را به ساحل اندازد و دشمن من و دشمن وى او را برگیرد. و بر تو از جانب خود مهرى [در دل‌ها] افکندم تا زیر نظر من پرورش یابى///که او را در صندوقچه‌اى بگذار، سپس در دریایش افکن تا دریا [=رود نیل‌] او را به کرانه اندازد [و] دشمن من و دشمن وى، او را برگیرد. و مهرى از خودم بر تو افکندم تا زیر نظر من پرورش یابى.///که کودک خود را در صندوقى بگذار و آن را به دریا بینداز، تا دریا آن را به ساحل افکند و دشمن من و دشمن او آن را برگیرد و من محبتى از جانب خویش بر تو افکندم [تا تو را دوست بدارند] و تا زیر نظر من ساخته شوى [و پرورش یابى].///که کودک خود را در صندوقی گذار و به دریا افکن و باید که امواج دریا کودک را به ساحل رساند تا دشمن من و آن طفل (یعنی فرعون) از دریا طفل را برگیرد؛ و من به لطف خود از تو بر دلها (ی دشمن و دوست) محبت افکندم (تا تو را دوست بدارند) و تا تربیت و پرورشت زیر نظر من انجام گیرد.///که او را در صندوقی بگذار و آن را در دریا بیفکن، تا دریا او را به ساحل افکند، تا سرانجام دشمن من و دشمن او، او را بیابد و برگیرد، و در حقت مهربانی کردم تا زیر نظر من بار آیی‌///که: «او را در صندوقی بیفکن، و آن صندوق را به دریا بینداز، تا دریا آن را به ساحل افکند؛ و دشمن من و دشمن او، آن را برگیرد!» و من محبتی از خودم بر تو افکندم، تا در برابر دیدگان [= علم‌] من، ساخته شوی (و پرورش یابی)!///که بیفکنش در تابوت پس بیفکنش در دریا پس بیفکندش دریا به ساحل تا گیردش دشمن من و دشمن او و افکندم بر تو مهری (دوستیی) را از خویش و تا ساخته شوی برابر چشمم‌///«که او را در صندوق بیفکن، پس در دریایش بینداز. پس (آنگاه) دریا بایستی او را به کرانه و کناره افکند تا دشمنی برای من و دشمنی برای وی، او را برگیرد. و مهری (بزرگ) از خودم بر تو افکندم. و تا زیر نظر من سازمان (و سامان) یابی.» quran_en_fa "Behold! thy sister goeth forth and saith, 'shall I show you one who will nurse and rear the (child)?' So We brought thee back to thy mother, that her eye might be cooled and she should not grieve. Then thou didst slay a man, but We saved thee from trouble, and We tried thee in various ways. Then didst thou tarry a number of years with the people of Midian. Then didst thou come hither as ordained, O Moses! آن گاه که خواهرت به سوی کاخ فرعون رفت، و گفت: آیا شما را به کسی که از این نوزاد سرپرستی کند، راهنمایی کنم؟ پس تو را به مادرت برگرداندیم تا خوشحال و شاد شود و غم و غصه نخورد، و کسی [از فرعونیان] را کشتی و ما تو را از اندوه [و نگرانی بر ارتکاب قتل آن مشرک] نجات دادیم، و چنان که باید امتحانت نمودیم، پس سالیانی در میان اهل مدین ماندی، سپس ای موسی! بر اساس تقدیر الهی [برای انتخاب شدن به مقام پیامبری اینجا] آمدی،///آن گاه که خواهرت به سوی کاخ فرعون رفت، و گفت: آیا شما را به کسی که از این نوزاد سرپرستی کند، راهنمایی کنم؟ پس تو را به مادرت برگرداندیم تا خوشحال و شاد شود و غم و غصه نخورد، و کسی [از فرعونیان] را کشتی و ما تو را از اندوه [و نگرانی بر ارتکاب قتل آن مشرک] نجات دادیم، و چنان که باید امتحانت نمودیم، پس سالیانی در میان اهل مدین ماندی، سپس ای موسی! بر اساس تقدیر الهی [برای انتخاب شدن به مقام پیامبری اینجا] آمدی،///آنگاه که خواهرت مى‌رفت و مى‌گفت: مى‌خواهید شما را به کسى که نگهداریش کند راه بنمایم؟ ما تو را نزد مادرت باز گردانیدیم تا چشمانش روشن گردد و غم نخورد. و تو یکى را بکشتى و ما از غم آزادت کردیم و بارها تو را بیازمودیم. و سالى چند میان مردم مدین زیستى. و اکنون، اى موسى، در آن هنگام که مقدر کرده بودیم آمده‌اى.///آن‌گاه که خواهرت [در پى صندوق تو] راه مى‌رفت و مى‌گفت: آیا کسى را به شما نشان دهم که سرپرستى او را عهده دار شود؟ پس تو را به آغوش مادرت بازگرداندیم تا چشمش روشن شود و اندوه نخورد، و شخصى [از فرعونیان‌] را کشتى و ما تو را از اندوه رهانیدیم، و بارها ت///آنگاه که خواهر تو مى‌رفت و مى‌گفت: آیا شما را بر کسى که عهده‌دار او گردد دلالت کنم؟ پس تو را به سوى مادرت بازگردانیدیم تا دیده‌اش روشن شود و غم نخورد، و [سپس‌] شخصى را کشتى و [ما] تو را از اندوه رهانیدیم، و تو را بارها آزمودیم، و سالى چند در میان اهل «مدین» ماندى، سپس اى موسى در زمان مقدر [و مقتضى‌] آمدى.///آن‌گاه که خواهرت [نزد آنان] مى‌رفت تا بگوید: «آیا مى‌خواهید کسى را به شما نشان دهم که او را سرپرستى کند؟» [و آنان پذیرفتند.] پس [این‌گونه] ما تو را به سوى مادرت بازگرداندیم تا چشم او روشن شود و اندوهگین نگردد و تو شخصى [از فرعونیان] را به قتل رساندى، پس تو را از غم نجات دادیم و تو را در آزمون‌هاى مختلف آزمودیم. پس چند سالى را در میان مردم مدین درنگ کردى، [اینک] در زمان مقدر [براى پذیرش رسالت به اینجا] آمدى.///آن‌گاه که (از مادر دور افتادی) خواهرت (در پی تو) روان بود (تا تو را نزد فرعونیان یافت) و می‌گفت: می‌خواهید یکی را که (شیر و تربیت) این طفل را تکفل کند به شما معرفی کنم؟ پس ما (بدین وسیله) تو را به مادرت برگردانیدیم تا به دیدار تو دیده‌اش روشن گردد و دیگر اندوه نخورد. و (باز منت دیگر آنکه) یک نفر (از فرعونیان) را کشتی و ما از غم آن نیز تو را نجات دادیم و بارها تو را به امتحان و ابتلای سخت بیازمودیم، پس چند سالی در میان مردم مدین زیستی تا آنکه حال ای موسی به موقع آمدی (تا به مقام نبوت برسی).///چنین بود که خواهرت [سرگشته‌] می‌رفت و می‌گفت آیا کسی را به شما نشان دهم که سرپرستی او را عهده‌دار شود؟ [گفتند آری‌] و [سرانجام‌] تو را به آغوش مادرت باز گرداندیم که دیده‌اش روشن شود و اندوهگین نگردد، [سپس که بزرگ شدی‌] کسی را [به غیر عمد] کشتی، و تو را از غم و غصه رهانیدیم و چنانکه باید و شاید آزمودیم، سپس چندی در میان اهل مدین به سر بردی، سپس بهنگام [برای رسالت‌] آمدی‌///در آن هنگام که خواهرت (در نزدیکی کاخ فرعون) راه می‌رفت و می‌گفت: «آیا کسی را به شما نشان دهم که این نوزاد را کفالت می‌کند (و دایه خوبی برای او خواهد بود)!» پس تو را به مادرت بازگرداندیم، تا چشمش به تو روشن شود؛ و غمگین نگردد! و تو یکی (از فرعونیان) را کشتی؛ اما ما تو را از اندوه نجات دادیم! و بارها تو را آزمودیم! پس از آن، سالیانی در میان مردم «مدین» توقف نمودی؛ سپس در زمان مقدر (برای فرمان رسالت) به این جا آمدی، ای موسی!///هنگامی که می‌رفت خواهرت و می‌گفت آیا راهنمائی کنم شما را بر کسی که پرستاریش کند پس بازگردانیدیمت بسوی مادرت تا روشن شود دیده او و اندوهگین نشود و بکشتی تنی را پس رها ساختیمت از اندوه و آزمودیمت آزمایشی پس ماندی سالیانی در مردم مدین سپس آمدی بر تقدیری ای موسی‌///«چون خواهرت می‌رود پس می‌گوید: آیا شما را بر کسی که او را کفالت کند دلالت کنم‌؟ پس تو را سوی مادرت بازگردانیدیم تا دیده‌اش (با دیدار تو) روشن شود و غم نخورد. و شخصی را کشتی. پس (ما) تو را از اندوه رهانیدیم، و تو را بارها (به) آزمایش‌هایی آتشبار آزمودیم. پس سالیانی چند در میان اهل مدین ماندی. سپس، موسی! بر (زمانی) مقدر (و مقتضی برای رسالت) آمدی.» quran_en_fa "And I have prepared thee for Myself (for service)".. و تو را برای [اجرای اهداف] خود ساختم [و انتخاب کردم.]///و تو را برای [اجرای اهداف] خود ساختم [و انتخاب کردم.]///تو را خاص خود کردم.///و تو را براى خود پروردم///و تو را براى خود پروردم.///[اى موسى!] من تو را براى خودم ساختم [و پروردم].///و تو را برای (مقام رسالت و محبت) خود پروردم.///و تو را برای خود پروردم‌///و من تو را برای خودم ساختم (و پرورش دادم)!///و برگزیدمت برای خویش‌///«و تو را برای خود به شایستگی همی ساختم.» quran_en_fa "Go, thou and thy brother, with My Signs, and slacken not, either of you, in keeping Me in remembrance. تو و برادرت با معجزات من [برای هدایت گمراهان] بروید، و درباره ذکر من [که ابلاغ وحی است] سستی نورزید.///تو و برادرت با معجزات من [برای هدایت گمراهان] بروید، و درباره ذکر من [که ابلاغ وحی است] سستی نورزید.///تو و برادرت آیات مرا ببرید و در رسالت من سستى مکنید.///اینک تو و برادرت با آیات من بروید و در یاد من سستى مکنید///تو و برادرت معجزه‌هاى مرا [براى مردم‌] ببرید و در یادکردن من سستى مکنید.///[اکنون] تو و برادرت [هارون] با [معجزات و] نشانه‌هایى که من به شما داده‌ام، بروید و درباره ذکر من [که ابلاغ وحی است،] من سستى نکنید.///اکنون تو و برادرت با معجزات و آیاتی که به شما دادم (از پی رسالت خود) بروید و سستی در ذکر من (در نزد فرعون) روا مدارید.///تو و برادرت نشانه‌های معجزه‌وار مرا ببرید و در یاد کرد من سستی‌مورزید///(اکنون) تو و برادرت با آیات من بروید، و در یاد من کوتاهی نکنید!///برو تو و برادرت با آیتهایم و سستی نکنید در یادم‌///«تو و برادرت با نشانه‌های (رسالتی) من برو، و در یاد کردن من سستی مکنید.» quran_en_fa "Go, both of you, to Pharaoh, for he has indeed transgressed all bounds; هر دو به سوی فرعون بروید؛ زیرا او [در برابر خدا] سرکشی کرده است.///هر دو به سوی فرعون بروید؛ زیرا او [در برابر خدا] سرکشی کرده است.///به سوى فرعون بروید که او طغیان کرده است.///به سوى فرعون بروید که او به سرکشى برخاسته است///به سوى فرعون بروید که او به سرکشى برخاسته،///به سوى فرعون بروید که او سرکشى کرده است.///بروید به سوی فرعون که او سخت به راه طغیان شتافته است.///به سوی فرعون بروید که سر به طغیان برداشته است‌///بسوی فرعون بروید؛ که طغیان کرده است!///بروید بسوی فرعون که سرکشی کرد///«سوی فرعون بروید که او همواره به سرکشی برخاسته‌.» quran_en_fa "But speak to him mildly; perchance he may take warning or fear (Allah)." پس با گفتاری نرم به او بگویید، امید است که هوشیار شود و [آیین حق را بپذیرد] یا بترسد [و از سرکشی باز ایستد.]///پس با گفتاری نرم به او بگویید، امید است که هوشیار شود و [آیین حق را بپذیرد] یا بترسد [و از سرکشی باز ایستد.]///با او به نرمى سخن گویید، شاید پند گیرد، یا بترسد.///و با او سخنى نرم گویید، شاید پند گیرد یا بترسد///و با او سخنى نرم گویید، شاید که پند پذیرد یا بترسد.///پس به نرمى با او سخن بگویید، شاید پند پذیرد، یا [از خدا] بهراسد.///و با او کمال آرامی و نرمی سخن گویید، باشد که متذکر شود یا (از خدا) بترسد (و ترک ظلم کند).///و با او سخنی نرم بگویید، باشد که پند گیرد یا خشوع و خشیت یابد///اما بنرمی با او سخن بگویید؛ شاید متذکر شود، یا (از خدا) بترسد!///پس بگوئید بدو گفتاری نرم شاید یادآور شود یا بترسد///«پس برایش سخنی نرم بگویید، شاید تذکر یابد یا بهراسد.» quran_en_fa They (Moses and Aaron) said: "Our Lord! We fear lest he hasten with insolence against us, or lest he transgress all bounds." گفتند: پروردگارا! ما می‌ترسیم که [پیش از دعوت کردنش به حق] با سخت گیری و شکنجه بر [ضد] ما پیشی گیرد یا بر سرکشی خود بیفزاید.///گفتند: پروردگارا! ما می‌ترسیم که [پیش از دعوت کردنش به حق] با سخت گیری و شکنجه بر [ضد] ما پیشی گیرد یا بر سرکشی خود بیفزاید.///گفتند: اى پروردگار ما، بیم داریم که بر ما تعدى کند یا طغیان از حد بگذراند.///گفتند: پروردگارا! ما مى‌ترسیم که بر ما پیشدستى کند یا سر به طغیان بردارد///آن دو گفتند: «پروردگارا، ما مى‌ترسیم که [او] آسیبى به ما برساند یا آنکه سرکشى کند.»///[موسى و هارون] گفتند: «پروردگارا! مى‌ترسیم که بر ما پیشى گیرد [و ما را بیازارد]، یا [نپذیرد و] بر سرکشى خود بیافزاید.»///موسی و هارون عرض کردند: بارالها، می‌ترسیم که فرعون بی‌درنگ بر ما ظلم و عقوبت کند یا بر کفر و سرکشی خود بیفزاید.///گفتند پروردگارا ما می‌ترسیم که بر ما پیشدستی یا گردنکشی کند///(موسی و هارون) گفتند: «پروردگارا! از این می‌ترسیم که بر ما پیشی گیرد (و قبل از بیان حق، ما را آزار دهد)؛ یا طغیان کند (و نپذیرد)!»///گفتند پروردگارا ترسیم که پیش‌دستی گیرد بر ما یا سرکشی کند///(آن دو) گفتند: «پروردگارمان! ما بی‌گمان می‌ترسیم که (او) در زیان رساندن بر ما زیاده‌روی کند یا که سرکشی نماید.» quran_en_fa He said: "Fear not: for I am with you: I hear and see (everything). خدا فرمود: نترسید که من بی تردید با شما هستم [سخن او و شما را] می‌شنوم و [اعمالتان را] می‌بینم.///خدا فرمود: نترسید که من بی تردید با شما هستم [سخن او و شما را] می‌شنوم و [اعمالتان را] می‌بینم.///گفت: مترسید. من با شما هستم. مى‌شنوم و مى‌بینم.///گفت: مترسید، من همراه شما هستم، مى‌شنوم و مى‌بینم///فرمود: «مترسید، من همراه شمایم، مى‌شنوم و مى‌بینم،///[خداوند] فرمود: نترسید! من با شما هستم [و همه چیز را] مى‌شنوم و مى‌بینم.///خدا فرمود: هیچ نترسید که من با شمایم (و همه گفتار و رفتار شما را با او) می‌شنوم و می‌بینم.///فرمود مهراسید من خود با شما هستم و می‌شنوم و می‌بینم‌///فرمود: «نترسید! من با شما هستم؛ (همه چیز را) می‌شنوم و می‌بینم!///گفت نترسید که منم با شما می‌شنوم و می‌بینم‌///فرمود: «مترسید. من همواره با شمایم، می‌شنوم و می‌بینم.» quran_en_fa "So go ye both to him, and say, 'Verily we are messengers sent by thy Lord: Send forth, therefore, the Children of Israel with us, and afflict them not: with a Sign, indeed, have we come from thy Lord! and peace to all who follow guidance! بنابراین [بدون بیم و هراس] به سوی او بروید و بگویید: ما دو نفر فرستاده پروردگار تو هستیم، پس بنی اسرائیل را [از قید بندگی و بردگی خود آزاد کرده] با ما روانه کن و آنان را شکنجه مکن، به راستی ما از سوی پروردگارت معجزه‌ای آورده‌ایم؛ و درود بر کسی باد که از هدایت [حق] پیروی کند.///بنابراین [بدون بیم و هراس] به سوی او بروید و بگویید: ما دو نفر فرستاده پروردگار تو هستیم، پس بنی اسرائیل را [از قید بندگی و بردگی خود آزاد کرده] با ما روانه کن و آنان را شکنجه مکن، به راستی ما از سوی پروردگارت معجزه‌ای آورده‌ایم؛ و درود بر کسی باد که از هدایت [حق] پیروی کند.///پس نزد او روید و گویید: ما رسولان پروردگار توایم. بنى‌اسرائیل را با ما بفرست و آزارشان مده. ما نشانه‌اى از پروردگارت برایت آورده‌ایم. و سلام بر آن کس که از پى هدایت قدم نهد.///پس نزد او بیایید [من آنجا حاضرم‌] و بگویید: ما دو فرستاده‌ى پروردگار توییم، پس بنى اسرائیل را با ما بفرست و آزارشان مده، همانا ما براى تو از سوى پروردگارت معجزه‌اى آورده‌ایم، و درود بر آن کس که از هدایت پیروى کند///پس به سوى او بروید و بگویید: ما دو فرستاده پروردگار توایم، پس فرزندان اسرائیل را با ما بفرست، و عذابشان مکن، به راستى ما براى تو از جانب پروردگارت معجزه‌اى آورده‌ایم، و بر هر کس که از هدایت پیروى کند درود باد.///پس به سراغ او بروید و بگویید: ما دو فرستاده‌ى پروردگار توایم، بنى‌اسرائیل را به همراه ما بفرست [و بیش از این] آنها را آزار مده! البته ما با معجزه‌اى از جانب پروردگارت به سوى تو آمده‌ایم، و درود بر کسى که هدایت را پیروى کند.///اینک هر دو به جانب فرعون رفته و بگویید که ما دو رسول پروردگار توایم، پس بنی اسرائیل را با ما فرست و (بیش از این) عذاب به آنها نکن، که همانا ما با آیت و معجزه‌ای از جانب خدای آفریننده تو نزد تو آمده‌ایم، و سلام (حق) بر آن کس که طریق هدایت را پیروی کند.///پس به نزد او بروید و بگویید ما فرستادگان پروردگارت هستیم، بنی‌اسرائیل را همراه ما بفرست، و آزارشان مکن، ما برای تو از سوی پروردگارت پدیده‌ای معجزه‌آسا آورده‌ایم، و سلام بر کسی که از هدایت پیروی کند///به سراغ او بروید و بگویید: «ما فرستادگان پروردگار توئیم! بنی اسرائیل را با ما بفرست؛ و آنان را شکنجه و آزار مکن! ما نشانه روشنی از سوی پروردگارت برای تو آورده‌ایم! و درود بر آن کس باد که از هدایت پیروی می‌کند!///پس بیائید او را و بگوئید ما فرستادگان پروردگار توئیم پس بفرست با ما بنی‌اسرائیل را و شکنجه نکن ایشان را همانا آوردیمت آیتی از پروردگار تو و درود بر آنکه پیروی کند هدایت را///«پس سوی او بروید و بگویید: «ما به‌راستی دو فرستاده‌ی پروردگار توایم. پس فرزندان اسرائیل را با ما بفرست و عذابشان مکن. به‌راستی ما برای تو از جانب پروردگارت نشانه‌ای (رسالتی) آورده‌ایم، و سلام (و سلامتی) بر کسی است که هدایت را پیروی کند.»» quran_en_fa "'Verily it has been revealed to us that the Penalty (awaits) those who reject and turn away.'" مسلما و یقینا به ما وحی شده است که عذاب بر کسی است که [آیات حق و پیامبران را] تکذیب کند و از آن رو برگرداند.///مسلما و یقینا به ما وحی شده است که عذاب بر کسی است که [آیات حق و پیامبران را] تکذیب کند و از آن رو برگرداند.///هرآینه به ما وحى شده است که عذاب براى آن کسى است که راست را دروغ شمارد و از آن رخ برتابد.///همانا به ما وحى شده که عذاب بر کسى است که تکذیب کند و روى گرداند///در حقیقت به سوى ما وحى آمده که عذاب بر کسى است که تکذیب کند و روى گرداند.///به ما وحى گردیده که عذاب بر کسى است که [آیات الهى را] تکذیب کند و سرپیچى نماید.»///به ما چنین وحی شده که همانا عذاب (سخت خدا) بر آن کس است که (خدا و رسولانش را) تکذیب کند و (از حق) روی بگرداند.///به راستی به ما وحی شده است که عذاب بر کسی نازل می‌شود که تکذیب پیشه کند و روی بگرداند///به ما وحی شده که عذاب بر کسی است که (آیات الهی را) تکذیب کند و سرپیچی نماید!»///همانا به ما وحی شد که شکنجه بر آن است که تکذیب کند و روی برگرداند///«به‌راستی سوی ما وحی شده که عذاب محققا بر کسی است که (حق را) تکذیب کرد و (از آن) روی گردانید.» quran_en_fa (When this message was delivered), (Pharaoh) said: "Who, then, O Moses, is the Lord of you two?" فرعون گفت: ای موسی! پروردگار شما دو نفر کیست؟///فرعون گفت: ای موسی! پروردگار شما دو نفر کیست؟///گفت: اى موسى، پروردگار شما کیست؟///فرعون گفت: پروردگار شما دو نفر کیست اى موسى!/// [فرعون‌] گفت: «اى موسى، پروردگار شما دو تن کیست؟»///[فرعون] گفت: «اى موسى! پروردگار شما دو نفر کیست؟!»///فرعون گفت: ای موسی، خدای شما کیست؟///گفت ای موسی پروردگار شما کیست؟///(فرعون) گفت: «پروردگار شما کیست، ای موسی؟!»///گفت کیست پروردگار شما ای موسی‌///(فرعون) گفت: «موسی! پس پروردگار شما دوتن کیست‌؟» quran_en_fa He said: "Our Lord is He Who gave to each (created) thing its form and nature, and further, gave (it) guidance." گفت: پروردگار ما کسی است که به هر موجودی، آفرینش [ویژه] او را [آن گونه که سزاوارش بود] به وی عطا کرده، سپس هدایت نمود.///گفت: پروردگار ما کسی است که به هر موجودی، آفرینش [ویژه] او را [آن گونه که سزاوارش بود] به وی عطا کرده، سپس هدایت نمود.///گفت: پروردگار ما همان کسى است که آفرینش هر چیزى را به او ارزانى داشته، سپس هدایتش کرده است.///گفت: پروردگار ما کسى است که آفرینش هر چیزى را به او عطا کرده سپس هدایتش نموده است///گفت: «پروردگار ما کسى است که هر چیزى را خلقتى که درخور اوست داده، سپس آن را هدایت فرموده است.»///[موسى] گفت: «پروردگار ما کسى است که هر چیزى را، آفرینشی که درخور اوست، عطا کرد و آن‌گاه [آن را به راه کمال] هدایت فرمود.»///موسی پاسخ داد که خدای ما آن کسی است که همه موجودات عالم را نعمت وجود خاص خودش بخشیده و سپس (به راه کمالش) هدایت کرده است.///گفت پروردگار ما همان کسی است که به هر چیز آفرینش سزاوار او را بخشیده سپس هدایتش کرده است‌///گفت: «پروردگار ما همان کسی است که به هر موجودی، آنچه را لازمه آفرینش او بوده داده؛ سپس هدایت کرده است!»///گفت پروردگار ما است آنکه داد به هر چیزی آفرینش آن را پس هدایت کرد///گفت: «پروردگار ما کسی است که آفرینش هر چیزی را بدو بخشود؛ سپس (آن را) هدایت فرمود.» quran_en_fa (Pharaoh) said: "What then is the condition of previous generations?" فرعون [به جای دنبال کردن بحث خداشناسی، مطلب را منحرف کرد و] گفت: پس حال امت‌های پیشین چگونه است؟///فرعون [به جای دنبال کردن بحث خداشناسی، مطلب را منحرف کرد و] گفت: پس حال امت‌های پیشین چگونه است؟///گفت: حال اقوامى که از این پیش مى‌زیسته‌اند چیست؟///گفت: پس سرنوشت مردمان نخستین که [ایمان نیاوردند] چه مى‌شود///گفت: «حال نسلهاى گذشته چون است؟»///[فرعون] گفت: «پس حال مردمان دوره‌هاى نخستین چه مى‌شود [که به اینها ایمان نداشتند]؟!»///فرعون گفت: پس حال اقوام سلف (که خداشناس و خداپرست نبودند) چیست؟///گفت پس سرنوشت اقوام پیشین چه می‌شود؟///گفت: «پس تکلیف نسلهای گذشته (که به اینها ایمان نداشتند) چه خواهد شد؟!»///گفت پس چیست حال قرنهای پیشین‌///گفت: «پس نسل‌های گذشته را چه خاطره‌ی مهمی بود (که کافر بوده‌ا‌ند)؟» quran_en_fa He replied: "The knowledge of that is with my Lord, duly recorded: my Lord never errs, nor forgets,- موسی گفت: علم و دانش به [حال] آنان در کتابی [مانند لوح محفوظ] نزد پروردگار من است، که پروردگارم [بر پایه آن در پاداش دادن و کیفر نمودن] نه اشتباه می‌کند و نه از یاد می‌برد.///موسی گفت: علم و دانش به [حال] آنان در کتابی [مانند لوح محفوظ] نزد پروردگار من است، که پروردگارم [بر پایه آن در پاداش دادن و کیفر نمودن] نه اشتباه می‌کند و نه از یاد می‌برد.///گفت: علم آن در کتابى است نزد پروردگار من. پروردگار من نه خطا مى‌کند و نه فراموش.///گفت: علم آن در کتابى نزد پروردگار من است. پروردگارم نه دچار خطا مى‌شود و نه فراموش مى‌کند///گفت: «علم آن، در کتابى نزد پروردگار من است. پروردگارم نه خطا مى‌کند و نه فراموش مى‌نماید.»///[موسى] گفت: «علم آن در کتابى نزد پروردگار من است. پروردگارم نه اشتباه مى‌کند، و نه از یاد مى‌برد.»///موسی پاسخ داد که احوالشان به علم ازلی خدای من در کتاب (لوح محفوظ) ثبت است؛ هرگز از حال احدی خدای مرا خطا و فراموشی نیست.///گفت علم آن با پروردگار من و در کتابی مکتوب است، و پروردگار من نه فرو می‌گذارد و نه فراموش می‌کند///گفت: «آگاهی مربوط به آنها، نزد پروردگارم در کتابی ثبت است؛ پروردگارم هرگز گمراه نمی‌شود، و فراموش نمی‌کند (و آنچه شایسته آنهاست به ایشان می‌دهد)!///گفت علم آن نزد پروردگار من است در کتابی که نه گم کند پروردگار من و نه فراموش کند///گفت: «علمش در کتابی (ربانی) نزد پروردگار من است. پروردگارم نه گمراه می‌شود و نه فراموش می‌کند.» quran_en_fa "He Who has, made for you the earth like a carpet spread out; has enabled you to go about therein by roads (and channels); and has sent down water from the sky." With it have We produced diverse pairs of plants each separate from the others. همان کسی که زمین را برای شما بستری گسترده قرار داد، و برای شما در آن [به خاطر آسان شدن رفت و آمدتان] راه هایی پدید آورد، و از آسمان آبی نازل کرد، پس به وسیله آن انواعی از روییدنی‌های گوناگون بیرون آوردیم.///همان کسی که زمین را برای شما بستری گسترده قرار داد، و برای شما در آن [به خاطر آسان شدن رفت و آمدتان] راه هایی پدید آورد، و از آسمان آبی نازل کرد، پس به وسیله آن انواعی از روییدنی‌های گوناگون بیرون آوردیم.///کسى است که زمین را آرامگاه شما ساخت و برایتان در آن راه‌هایى پدید آورد و از آسمان باران فرستاد، تا بدان انواعى گوناگون از نباتات برویانیم.///خدایى که زمین را برایتان آسایشگاه قرار داد و براى شما در آن راه‌ها کشید و از آسمان آبى فرستاد، پس با آن انواع مختلف از روییدنى‌ها را بیرون آوردیم///همان کسى که زمین را برایتان گهواره‌اى ساخت، و براى شما در آن، راهها ترسیم کرد و از آسمان آبى فرود آورد، پس به وسیله آن رستنیهاى گوناگون، جفت جفت بیرون آوردیم.///خدایى که زمین را براى شما بستر آسایش قرار داد، و راه‌هایى را در آن براى شما پدید آورد و از آسمان آبى فرستاد. پس با آن، انواعى از گیاهان گوناگون را [از خاک] بیرون آوردیم.///همان خدایی که زمین را آسایشگاه شما قرار داد و در آن راهها برای شما پدید آورد؛ و هم از آسمان آب نازل کرد تا به آن آب آسمانی انواع نباتات مختلف از زمین برویانیدیم.///همان کسی که زمین را زیرانداز شما کرد و در آن برای شما راهها کشید و از آسمان آبی فرو فرستاد و با آن از هر گونه گیاه گوناگون برآوردیم‌///همان خداوندی که زمین را برای شما محل آسایش قرار داد؛ و راه‌هایی در آن ایجاد کرد؛ و از آسمان، آبی فرستاد!» که با آن، انواع گوناگون گیاهان را (از خاک تیره) برآوردیم.///آنکه گردانید برای شما زمین را گسترده و بنهاد برای شما در آن راه‌هائی و فرستاد از آسمان آبی را پس برون آوردیم بدان جفتهائی از گیاهان گوناگون‌///(همان) کسی که زمین را برایتان گهواره‌ای ساخت و برای شما در آن راه‌هایی (راهوار) گشود و از آسمان آبی فرود آورد. پس با آن رستنی‌های گوناگون، بیرون آوردیم. quran_en_fa Eat (for yourselves) and pasture your cattle: verily, in this are Signs for men endued with understanding. [خود از این نعمت‌های فراوان] بخورید و دام هایتان را بچرانید، یقینا در این امور نشانه هایی [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] برای صاحبان خرد است.///[خود از این نعمت‌های فراوان] بخورید و دام هایتان را بچرانید، یقینا در این امور نشانه هایی [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] برای صاحبان خرد است.///بخورید و چارپایانتان را بچرانید. در این براى خردمندان عبرتهاست.///بخورید و دام‌هایتان را بچرانید که قطعا در این‌ها عاقلان را نشانه‌هایى [عبرت آور] است///بخورید و دامهایتان را بچرانید که قطعا در اینها براى خردمندان نشانه‌هایى است.///[هم خودتان از آن] بخورید، و [هم] چهارپایانتان را [در آن] بچرانید. البته در این [امور] نشانه‌هایى براى خردمندان است.///شما از آن نعمتها تناول کنید و چهارپایانتان را هم بچرانید، که همانا در این کار آیاتی (از ربوبیت) برای خردمندان پدیدار است.///بخورید و چارپایانتان را بچرانید، که در این مایه‌های عبرت برای خردمندان است‌///هم خودتان بخورید؛ و هم چهارپایانتان را در آن به چرا برید! مسلما در اینها نشانه‌های روشنی برای خردمندان است!///بخورید و بچرانید دامهای خود را که در آن است آیتهائی برای دارندگان خردها///بخورید و دام‌هایتان را بچرانید. بی‌گمان در اینها برای بازدارندگان عاقلانه از زشتی‌ها، نشانه‌هایی است. quran_en_fa From the (earth) did We create you, and into it shall We return you, and from it shall We bring you out once again. شما را از زمین آفریدیم، و به آن باز می‌گردانیم، و بار دیگر از آن بیرونتان می‌آوریم.///شما را از زمین آفریدیم، و به آن باز می‌گردانیم، و بار دیگر از آن بیرونتان می‌آوریم.///شما را از زمین آفریدیم و به آن باز مى‌گردانیم و بار دیگر از آن بیرون مى‌آوریم.///شما را از زمین آفریدیم و [با مرگ‌] در آن بازتان مى‌گردانیم و بار دیگر از آن بیرونتان مى‌آوریم///از این [زمین‌] شما را آفریده‌ایم، در آن شما را بازمى‌گردانیم و بار دیگر شما را از آن بیرون مى‌آوریم.///ما شما را از آن [زمین] آفریدیم، و در آن بازمى‌گردانیم و بار دیگر شما را از همان برمى‌آوریم.///ما شما را هم از این خاک آفریدیم و هم به این خاک بازمی‌گردانیم و هم بار دیگر (روز قیامت) از این خاک بیرون می‌آوریم.///از آن [خاک‌] شما را آفریده‌ایم، و به آن بازتان می‌گردانیم، و بار دیگر از آن بیرونتان می‌آوریم‌///ما شما را از آن [= زمین‌] آفریدیم؛ و در آن بازمی‌گردانیم؛ و بار دیگر (در قیامت) شما را از آن بیرون می‌آوریم!///از آن آفریدیمتان و در آن برگردانیمتان و از آن برونتان آوریم بار دیگر///از این (زمین) شما را آفریدیم و در آن شما را باز می‌گردانیم و بار دیگر شما را از آن بیرون می‌آوریم. quran_en_fa And We showed Pharaoh all Our Signs, but he did reject and refuse. و بی تردید ما همه معجزات خود را [که در ارتباط با نبوت موسی و هدایت مردم بود] به فرعون نشان دادیم، ولی آنها را تکذیب کرد و به پذیرفتنش رضایت نداد.///و بی تردید ما همه معجزات خود را [که در ارتباط با نبوت موسی و هدایت مردم بود] به فرعون نشان دادیم، ولی آنها را تکذیب کرد و به پذیرفتنش رضایت نداد.///هرآینه همه آیات خود را به او نشان دادیم ولى تکذیبش کرد و سر باز زد.///البته ما همه آیات خود را به او [فرعون‌] نشان دادیم ولى او آنها را تکذیب کرد و سر باز زد///در حقیقت، [ما] همه آیات خود را به [فرعون‌] نشان دادیم، ولى [او آنها را] دروغ پنداشت و نپذیرفت.///و بى‌گمان ما تمام آیات و معجزات خویش را به فرعون نشان دادیم، ولى او تکذیب و خودداری کرد.///و همانا ما به فرعون (به واسطه موسی) همه آیات روشن خود را نمودیم و او همه را تکذیب کرد و از آنها سرباز زد.///و همه پدیده‌های شگرف خویش را به او نمایاندیم ولی دروغ انگاشت و سر باززد///ما همه آیات خود را به او نشان دادیم؛ اما او تکذیب کرد و سرباز زد!///و همانا نمایاندیمش آیتهای خویش را همگی پس تکذیب کرد و سرپیچید///و بی‌چون به‌راستی (ما) همه‌ی آیات (متناسب) مان را به او [: فرعون] نشان دادیم، پس (آنها را) تکذیب نمود و (از پذیرفتنشان) خودداری کرد. quran_en_fa He said: "Hast thou come to drive us out of our land with thy magic, O Moses? گفت: ای موسی! آیا به سوی ما آمده‌ای تا ما را به وسیله جادویت از سرزمینمان بیرون کنی؟///گفت: ای موسی! آیا به سوی ما آمده‌ای تا ما را به وسیله جادویت از سرزمینمان بیرون کنی؟///گفت: اى موسى، آیا نزد ما آمده‌اى تا ما را به جادویى از سرزمینمان بیرون کنى؟///گفت: آیا نزد ما آمده‌اى تا ما را با سحر خود از دیارمان بیرون کنى اى موسى!///گفت: «اى موسى، آمده‌اى تا با سحر خود، ما را از سرزمینمان بیرون کنى؟///[فرعون] گفت: «اى موسى! آیا تو آمده‌اى تا با جادوی خود، ما را از سرزمینمان بیرون کنى؟!///فرعون گفت: ای موسی، تو آمده‌ای به طمع آنکه ما را از کشورمان به سحر و شعبده خود بیرون کنی؟///گفت ای موسی آیا آمده‌ای که ما را با جادوی خود از سرزمینمان آواره کنی؟///گفت: «ای موسی! آیا آمده‌ای که با سحر خود، ما را از سرزمینمان بیرون کنی؟!///گفت آیا ما را آمدی تا برون کنی ما را از زمین ما به جادوی خود ای موسی‌///گفت: «موسی! آیا نزد ما آمده‌ای تا با سحرت ما را از سرزمینمان بیرون برانی‌؟» quran_en_fa "But we can surely produce magic to match thine! So make a tryst between us and thee, which we shall not fail to keep - neither we nor thou - in a place where both shall have even chances." قطعا ما جادویی مانند آن برایت می‌آوریم، پس میان ما و خودت در جایی هموار و صاف که نه ما از آن تخلف کنیم و نه تو، وعده گاهی قرار ده.///قطعا ما جادویی مانند آن برایت می‌آوریم، پس میان ما و خودت در جایی هموار و صاف که نه ما از آن تخلف کنیم و نه تو، وعده گاهی قرار ده.///ما نیز در برابر تو جادویى چون جادوى تو مى‌آوریم. بین ما و خود وعده گاهى در زمینى هموار بگذار که نه ما وعده را خلاف کنیم و نه تو.///ما هم قطعا براى تو جادویى مانند آن مى‌آوریم پس میان ما و خودت محل قرارى بگذار که نه ما آن را خلاف کنیم و نه تو، آن هم در زمینى هموار///ما [هم‌] قطعا براى تو سحرى مثل آن خواهیم آورد، پس میان ما و خودت موعدى بگذار که نه ما آن را خلاف کنیم و نه تو، [آن هم‌] در جایى هموار.»///پس ما [هم] حتما جادویى همانند آن را براى تو خواهیم آورد. پس [اکنون] میان ما و خود زمانى را قرار بده که هیچ کدام از آن تخلف نکنیم، [آن هم در] سرزمینى هموار، و با فاصله‌اى که نسبت به همه یکسان باشد.»///ما هم در مقابل سحر تو سحری البته خواهیم آورد پس میان ما و خودت موعدی معین کن که بی‌آنکه هیچ‌یک از ما خلف وعده کنیم در سرزمین مسطحی (که خلایق ببینند، برای سحر و ساحری) مهیا شویم.///بدان که ما نیز جادویی همانند آن برایت به میان می‌آوریم، پس بین ما و خودت موعدی بگذار در مکانی مقبول هر دو طرف که ما و تو در آن خلاف نکنیم‌///قطعا ما هم سحری همانند آن برای تو خواهیم آورد! هم اکنون (تاریخش را تعیین کن، و) موعدی میان ما و خودت قرار ده که نه ما و نه تو، از آن تخلف نکنیم؛ آن هم در مکانی که نسبت به همه یکسان باشد!»///همانا بیاریمت به جادوئی مانند آن پس بگذار میان ما و تو وعده‌گاهی که تخلف نکنیم از آن ما و نه تو جایگاهی درست را///پس ما همانا برای تو به‌راستی سحری همانند آن خواهیم آورد. پس میان ما و خودت موعدی بگذار که نه ما از آن تخلف کنیم، و نه تو: در مکانی برابر و یکسان.» quran_en_fa Moses said: "Your tryst is the Day of the Festival, and let the people be assembled when the sun is well up." موسی گفت: وعده گاه شما روز جشن است [روزی که] همه مردم را پیش از ظهر گرد هم می‌آورند.///موسی گفت: وعده گاه شما روز جشن است [روزی که] همه مردم را پیش از ظهر گرد هم می‌آورند.///گفت: موعد شما روز زینت است و همه مردم بدان هنگام که آفتاب بلند گردد گرد آیند.///گفت: موعد شما روز جشن باشد که مردم پیش از ظهر گردآورده مى‌شوند/// [موسى‌] گفت: «موعد شما روز جشن باشد که مردم پیش از ظهر گرد مى‌آیند.»///[موسى] گفت: «وعده‌گاه [ما و] شما، روز زینت، [روز عید،] و در وقت نیمروز، که همه‌ى مردم جمع شده باشند.»///موسی گفت: وعده ما و شما روز زینت (یعنی روز عید قبطیان) باشد و مردم پیش از ظهر (به موعد برای مشاهده) همه گرد آورده شوند.///گفت موعدتان روز جشن باشد که مردمان نیز در روز گرد آیند///گفت: «میعاد ما و شما روز زینت [= روز عید] است؛ به شرط اینکه همه مردم، هنگامی که روز، بالا می‌آید، جمع شوند!»///گفت وعده‌گاه شما روز آرایش است و آنکه گردآورده شوند مردم چاشتگاه‌///(موسی) گفت: «موعد شما روز آرایش (و جشن) عمومی است، و اینکه مردم در روشنایی روز گردآورده شوند.» quran_en_fa So Pharaoh withdrew: He concerted his plan, and then came (back). پس فرعون [از مجلس مناظره با موسی] برگشت، پس نیرنگش را [که جادوگران و ابزار جادویشان بود] گرد آورد، سپس به وعده گاه باز آمد.///پس فرعون [از مجلس مناظره با موسی] برگشت، پس نیرنگش را [که جادوگران و ابزار جادویشان بود] گرد آورد، سپس به وعده گاه باز آمد.///فرعون بازگشت و یاران حیله‌گر خویش را گرد کرد و باز آمد.///پس فرعون برگشت و تمام شگرد خود را گرد آورد، سپس باز آمد///پس فرعون رفت و [همه‌] نیرنگ خود را گرد آورد و بازآمد.///پس فرعون بازگشت و [تمام] مکر و حیله‌ى خود را فراهم آورد، سپس [در روز موعود] بازآمد.///آن‌گاه فرعون (از موسی) رو گردانید و به تدبیر جمع آوری سحر و ساحران پرداخت، سپس (با ساحران بسیار به وعده‌گاه) آمد.///فرعون برگشت و همه مکر و تدبیر خود را به کار برد و به میان آمد///فرعون آن مجلس را ترک گفت؛ و تمام مکر و فریب خود را جمع کرد؛ و سپس همه را (در روز موعود) آورد.///پس برگشت فرعون پس گردآورد نیرنگ خویش را پس بیامد///پس فرعون پشت کرد. پس نیرنگ خود را گرد آورد. سپس (باز) آمد. quran_en_fa Moses said to him: Woe to you! Forge not ye a lie against Allah, lest He destroy you (at once) utterly by chastisement: the forger must suffer frustration!" موسی به فرعون و فرعونیان گفت: وای بر شما، بر خدا دروغ نبندید [که بت‌ها شریک اویند واین معجزات افسون وجادو است] که با عذابی شدید ریشه کن ونابودتان می‌کند، و یقینا کسی که دروغ بست، محروم و نومید شد.///موسی به فرعون و فرعونیان گفت: وای بر شما، بر خدا دروغ نبندید [که بت‌ها شریک اویند واین معجزات افسون وجادو است] که با عذابی شدید ریشه کن ونابودتان می‌کند، و یقینا کسی که دروغ بست، محروم و نومید شد.///موسى گفتشان: واى بر شما، بر خدا دروغ مبندید که همه شما را به عذابى هلاک کند و هر که دروغ بندد نومید شود.///موسى به آنان گفت: واى بر شما! بر خدا دروغ نبندید که خدا شما را با عذابى [سخت‌] هلاک مى‌کند. و هر که دروغ سازد بى‌تردید نومید و زیانکار شده است///موسى به [ساحران‌] گفت: «واى بر شما، به خدا دروغ مبندید که شما را به عذابى [سخت‌] هلاک مى‌کند، و هر که دروغ بندد نومید مى‌گردد.»///موسى به آنان گفت: «واى بر شما! بر خدا دروغ نبندید، که شما را با عذابى [سخت] هلاک و ریشه‌کن خواهد کرد و آن کس که [به خدا] دروغ ببندد، بی‌تردید ناکام و زیانکار می‌گردد.»///موسی ساحران را گفت: وای بر شما! زنهار بر خدا (به سحر) دروغ مبندید که به عذابی بنیاد شما را بر باد هلاک دهد، و هر کس به خدا افترا بست سخت زیانکار شد.///موسی به ایشان گفت وای بر شما، بر خداوند افتراء مزنید که شما را با عذابی ریشه کن می‌سازد و هرکس افتراء پیشه کند نومید گردد///موسی به آنان گفت: «وای بر شما! دروغ بر خدا نبندید، که شما را با عذابی نابود می‌سازد! و هر کس که (بر خدا) دروغ ببندد، نومید (و شکست خورده) می‌شود!»///گفت بدیشان موسی وای بر شما نبندید بر خدا دروغی را که نابودتان سازد به عذابی و همانا زیانمند شد آنکه دروغ بست‌///موسی به آنان گفت: «وای بر شما! به خدا دروغ نبندید که شما را به عذابی سخت از بن برمی‌کند. و هر که (به خدا) افترا زد بی‌گمان زیان کرده است.» quran_en_fa So they disputed, one with another, over their affair, but they kept their talk secret. پس فرعونیان میان خود در کارشان [نسبت به موسی] نزاع و ستیز کردند و این رازگویی را از دیگران پنهان داشتند.///پس فرعونیان میان خود در کارشان [نسبت به موسی] نزاع و ستیز کردند و این رازگویی را از دیگران پنهان داشتند.///پس با یکدیگر در کار خود به مشورت پرداختند. و پنهان رازها گفتند.///پس [ساحران‌] میان خود در باره‌ى کارشان اختلاف پیدا کردند و به نجوا پرداختند/// [ساحران‌] میان خود، در باره کارشان به نزاع برخاستند و به نجوا پرداختند.///پس آنان در کارشان به کشمکش پرداختند و رازگویى [خود] را پنهان داشتند.///پس آنها در کارشان به گفت و شنید پرداختند و (در نتیجه گفتند که کار موسی سحر و ساحری نیست ولی) راز خود را پنهان داشتند.///آنان در میان خود درباره کار و بارشان اختلاف پیدا کردند و رازگویی‌شان را پنهان داشتند///آنها در میان خود، در مورد ادامه راهشان به نزاع برخاستند؛ و مخفیانه و درگوشی با هم سخن گفتند.///پس ستیزه کردند کارشان را میان خود و نهان داشتند راز را///پس ساحران میان خود، درباره‌ی کارشان به تبادل رأی برخاستند و نجوا (شان) را پنهان کردند. quran_en_fa They said: "These two are certainly (expert) magicians: their object is to drive you out from your land with their magic, and to do away with your most cherished institutions. گفتند: مسلما این دو نفر جادوگرند، می‌خواهند شما را با جادویشان از سرزمینتان بیرون کنند و آیین برتر شما را از بین ببرند.///گفتند: مسلما این دو نفر جادوگرند، می‌خواهند شما را با جادویشان از سرزمینتان بیرون کنند و آیین برتر شما را از بین ببرند.///گفتند: این دو جادوگرانى هستند که مى‌خواهند به جادوى خویش شما را از سرزمینتان برانند و آیین برتر شما را براندازند.///[فرعونیان‌] گفتند: قطعا این دو تن ساحرند و مى‌خواهند شما را با سحر خود از دیارتان بیرون کنند و آیین والاى شما را براندازند/// [فرعونیان‌] گفتند: «قطعا این دو تن ساحرند [و] مى‌خواهند شما را با سحر خود از سرزمینتان بیرون کنند، و آیین والاى شما را براندازند.»///[فرعونیان] گفتند: «همانا این دو، (موسى و هارون) قطعا جادوگرند و مى‌خواهند با سحرشان شما را از سرزمینتان بیرون کنند و آیین برتر شما را براندازند.///فرعونیان گفتند: این دو تن (موسی و هارون) دو ساحرند که می‌خواهند به سحرانگیزی خود، شما مردم را از سرزمین خود بیرون کنند و طریقه نیکوی شما را (که اطاعت فرعون است) از میان ببرند.///[و] ادعا کردند این دو جادوگرانی هستند که می‌خواهند با جادوشان شما را از سرزمینتان آواره کنند و آیین پسندیده شما را از بین ببرند///گفتند: «این دو (نفر) مسلما ساحرند! می‌خواهند با سحرشان شما را از سرزمینتان بیرون کنند و راه و رسم نمونه شما را از بین ببرند!///گفتند همانا اینان دو جادوگرند خواهند برون کنند شما را از زمین خود به جادویشان و براندازند روش بهتر شما را///(فرعونیان) گفتند: «قطعا این دو تن ساحرند، (و) می‌خواهند شما را با سحرشان از سرزمینتان بیرون برانند و والاترین راهتان را (از میانتان) بردارند.» quran_en_fa "Therefore concert your plan, and then assemble in (serried) ranks: He wins (all along) today who gains the upper hand." پس حیله و نیرنگتان را گرد آورید، آن گاه صف کشیده بیایید که قطعا امروز کسی کامیاب است که برتری یابد.///پس حیله و نیرنگتان را گرد آورید، آن گاه صف کشیده بیایید که قطعا امروز کسی کامیاب است که برتری یابد.///شما تدبیرهاى خود گرد کنید و در یک صف بیایید. کسى که امروز پیروز شود، رستگارى یابد.///پس شگردهاى خود را فراهم آورید و در یک صف پیش آیید که بى‌تردید امروز هر که فایق آید رستگار شده است///پس نیرنگ خود را گرد آورید و به صف پیش آیید. در حقیقت، امروز هر که فایق آید خوشبخت مى‌شود.»///پس [اینک تمام] حیله و نیرنگ خود را گرد آورید، سپس در یک صف [و منظم] بیایید. که بی‌تردید امروز پیروزى از آن کسى است که برترى یابد [و سحر او غالب شود].»///پس (ای ساحران) باید شما با هر مکر و تدبیری توانید مهیا شده و (مقابل این دو ساحر) صف آرایی کنید، که امروز آن‌کس که غلبه و برتری یابد محققا او فیروزی یافته است.///پس همفکری کنید و هماهنگ عمل کنید و امروزه هر که چیره شود، رستگار است‌///اکنون که چنین است، تمام نیرو و نقشه خود را جمع کنید، و در یک صف (به میدان مبارزه) بیایید؛ امروز رستگاری از آن کسی است که برتری خود را اثبات کند!///پس گردآرید نیرنگ خویش را و بیائید صفی به درست رستگار گشت امروز آنکه برتری جست‌///«پس نیرنگتان را گرد آورید، سپس در صفی (پیراسته و آراسته) پیش آیید. حال آنکه به‌راستی امروز هر کس پیروزی جست (همو) رستگار کرده است.» quran_en_fa They said: "O Moses! whether wilt thou that thou throw (first) or that we be the first to throw?" [ساحران] گفتند: ای موسی! یا تو [عصایت را] می‌افکنی یا ما نخستین کسی باشیم که [ابزار و وسایل جادویش را] می‌افکند؟///[ساحران] گفتند: ای موسی! یا تو [عصایت را] می‌افکنی یا ما نخستین کسی باشیم که [ابزار و وسایل جادویش را] می‌افکند؟///گفتند: اى موسى، آیا تو مى‌افکنى یا ما نخست بیفکنیم؟///[ساحران‌] گفتند: اى موسى! یا تو مى‌افکنى یا ما اولین کسى باشیم که مى‌افکند/// [ساحران‌] گفتند: «اى موسى، یا تو مى‌افکنى یا [ما] نخستین کس باشیم که مى اندازیم؟»///[ساحران] گفتند: «اى موسى! آیا تو [عصاى خود را] مى‌افکنى، یا ما اول کسى باشیم که بیافکند؟!»///ساحران گفتند: ای موسی تو نخست به کار خواهی پرداخت یا ما اول بساط خود بیفکنیم؟///گفتند ای موسی تو [اول‌] می‌اندازی یا ما اول بیندازیم؟///(ساحران) گفتند: «ای موسی! آیا تو اول (عصای خود را) می‌افکنی، یا ما کسانی باشیم که اول بیفکنیم؟!»///گفتند ای موسی یا بیفکنی و یا باشیم ما نخستین کسی که بیفکند///(ساحران) گفتند: «موسی! یا اینکه تو می‌افکنی یا (ما) نخستین کس باشیم که افکنده است‌؟» quran_en_fa He said, "Nay, throw ye first!" Then behold their ropes and their rods-so it seemed to him on account of their magic - began to be in lively motion! گفت: بلکه شما بیفکنید. پس [چون افکندند] ناگهان ریسمان‌ها و چوب دستی هایشان بر اثر جادویشان در خیال، چنان وانمود شد که با سرعت به راه افتادند.///گفت: بلکه شما بیفکنید. پس [چون افکندند] ناگهان ریسمان‌ها و چوب دستی هایشان بر اثر جادویشان در خیال، چنان وانمود شد که با سرعت به راه افتادند.///گفت: شما بیفکنید. ناگهان از جادویى که کردند چنان در نظرش آمد که آن رسنها و عصاها به هر سو مى‌دوند.///گفت: [نه‌] بلکه شما بیندازید. پس ناگاه ریسمان‌ها و چوبدستى‌هایشان از جادوى آنان چنان به نظر او آمد که آنها به شتاب مى‌خزند///گفت: «[نه،] بلکه شما بیندازید.» پس ناگهان ریسمانها و چوبدستى‌هایشان، بر اثر سحرشان، در خیال او، [چنین‌] مى‌نمود که آنها به شتاب مى‌خزند.///[موسى] گفت: «بلکه شما بیفکنید.» پس از جادوى آنان چنان به نظرش آمد که ریسمان‌ها و چوبدست‌هایشان مى‌شتابد.///موسی گفت: شما اول بساط خود درافکنید، (آنها بساط خویش افکندند) که ناگاه در اثر سحر آنان رسنها و چوبهاشان پنداشتی در نظر به جنبش و رفتار آمد.///گفت شما بیندازید، و [انداختند و] ناگهان از جادوی آنان چنین به نظرش آمد که ریسمانهایشان و چوبدستی‌هایشان [مار شده و] جنب و جوش دارد///گفت: «شما اول بیفکنید!» در این هنگام طنابها و عصاهای آنان بر اثر سحرشان چنان به نظر می‌رسید که حرکت می‌کند!///گفت بلکه بیفکنید که ناگهان رسنها و عصاهای ایشان به گمان می‌آمدش از جادوی ایشان که می‌دوند///گفت: «(نه،) بلکه شما بیفکنید.» پس ناگهان ریسمان‌ها و چوب‌دستی‌هایشان از (اثر) سحرشان، در خیال او (چنان) می‌نمود که به‌راستی آنها می‌‌شتابند. quran_en_fa So Moses conceived in his mind a (sort of) fear. پس موسی در دلش ترسی احساس کرد.///پس موسی در دلش ترسی احساس کرد.///موسى خویشتن را ترسان یافت.///و موسى در خود احساس ترس کرد///و موسى در خود بیمى احساس کرد.///پس موسى در دل خود احساس ترسی کرد [که مبادا مردم فریب بخورند].///در آن حال موسی در دل خویش سخت بترسید (که مبادا امر بر مردم مشتبه شود و میان سحر ساحران با معجز موسی فرق نگذارند و حجت او بر خلق آشکار نگردد).///پس موسی در دل خود بیمی احساس کرد///موسی ترس خفیفی در دل احساس کرد (مبادا مردم گمراه شوند)!///پس احساس کرد در خود ترسی را موسی‌///پس موسی در درونش بیمی احساس کرد. quran_en_fa We said: "Fear not! for thou hast indeed the upper hand: گفتیم: مترس که بی تردید تو برتری.///گفتیم: مترس که بی تردید تو برتری.///گفتیم: مترس که تو برتر هستى.///گفتیم: مترس که تو حتما برترى///گفتیم: «مترس که تو خود برترى؛///ما گفتیم: نترس! که تو خود برترى.///ما گفتیم: مترس که تو البته همیشه غلبه و برتری خواهی داشت.///گفتیم مترس که تو برتری‌///گفتیم: «نترس! تو مسلما (پیروز و) برتری!///گفتیم نترس همانا توئی برتر///گفتیم: «مترس، تو بی‌گمان خود (از اینان) برتری،» quran_en_fa "Throw that which is in thy right hand: Quickly will it swallow up that which they have faked what they have faked is but a magician's trick: and the magician thrives not, (no matter) where he goes." آنچه را در دست راست داری بیفکن تا همه ساخته هایشان را ببلعد؛ یقینا آنچه را ساخته‌اند [واقعیت ندارد] فقط نیرنگ جادوگر است، و جادوگر هر جا درآید، پیروز نمی‌شود.///آنچه را در دست راست داری بیفکن تا همه ساخته هایشان را ببلعد؛ یقینا آنچه را ساخته‌اند [واقعیت ندارد] فقط نیرنگ جادوگر است، و جادوگر هر جا درآید، پیروز نمی‌شود.///آنچه در دست راست دارى بیفکن تا هر چه را که ساخته‌اند ببلعد. آنان حیله جادوان ساخته‌اند و جادوگر هیچ گاه پیروز نمى‌شود.///و آنچه در دست راست دارى بینداز تا هر چه را ساخته‌اند ببلعد، [زیرا] آنچه آنها ساخته‌اند صرفا ترفند جادوگر است و جادوگر هر جا رود رستگار نمى‌شود///و آنچه در دست راست دارى بینداز، تا هر چه را ساخته‌اند ببلعد. در حقیقت، آنچه سرهم‌بندى کرده‌اند، افسون افسونگر است، و افسونگر هر جا برود رستگار نمى شود.»///و آنچه را در دست راستت دارى، بیفکن تا هر چه را آنان ساخته‌اند، در کام خود فروبرد. آنچه آنان ساخته‌اند، نیرنگ جادوگر است و جادوگر هر جا رود، [پیروز و] رستگار نگردد.///و اینک عصایی که در دست داری بیفکن تا (اژدها شود و یکباره) بساط سحر و ساحری اینان را فرو بلعد، که کار اینان حیله ساحری بیش نیست و ساحر هر جا رود (و هر چه کند) هرگز فلاح و فیروزی نخواهد یافت.///و آنچه در دست داری بینداز تا برساخته‌هایشان را ببلعد، که آنچه برساخته‌اند، نیرنگ جادوگر است و جادوگر هر چه کند رستگار نمی‌شود///و آنچه را در دست راست داری بیفکن، تمام آنچه را ساخته‌اند می‌بلعد! آنچه ساخته‌اند تنها مکر ساحر است؛ و ساحر هر جا رود رستگار نخواهد شد!»///و بیفکن آنچه به دست راست تو است فروبرد آنچه را ساختند جز این نیست که آنچه ساختند افسون جادوگری است و رستگار نشود جادوگر هر جا آید///«و آنچه در دست راستت داری بیفکن تا هر چه را ساختند با چالاکی ببلعد. آنچه ساختند تنها مکر افسونگر است، و افسونگر هر جا (و هرگونه) آید رستگار نمی‌کند.» quran_en_fa So the magicians were thrown down to prostration: they said, "We believe in the Lord of Aaron and Moses". [چون عصایش را انداخت و ساخته‌های جادوگران را بلعید، جادوگران از عظمت کار دریافتند که امری است خدایی نه جادویی] پس سجده کنان به رو درافتادند و گفتند: ما به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم.///[چون عصایش را انداخت و ساخته‌های جادوگران را بلعید، جادوگران از عظمت کار دریافتند که امری است خدایی نه جادویی] پس سجده کنان به رو درافتادند و گفتند: ما به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم.///ساحران به سجده وادار شدند. گفتند: به پروردگار هارون و موسى ایمان آوردیم.///پس ساحران به سجده افتادند [و] گفتند: به پروردگار موسى و هارون ایمان آوردیم///پس ساحران به سجده درافتادند. گفتند: «به پروردگار موسى و هارون ایمان آوردیم.»///[چون موسی عصایش را افکند، دریافتند که کار موسی معجزه است، نه جادو، پس تمام] ساحران به سجده افتادند و گفتند: «ما به پروردگار هارون و موسى ایمان آوردیم.»///پس همه ساحران به سجده افتاده و گفتند: ما به خدای موسی و هارون ایمان آوردیم.///آنگاه جادوگران به سجده در افتادند [و] گفتند به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم‌///(موسی عصای خود را افکند، و آنچه را که آنها ساخته بودند بلعید.) ساحران همگی به سجده افتادند و گفتند: «ما به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم!»///پس بیفتادند جادوگران سجده‌کنان گفتند ایمان آوردیم به پروردگار هارون و موسی‌///پس ساحران (بی‌اختیار و بی‌قرار) به سجده افکنده شدند. گفتند: «به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم.» quran_en_fa (Pharaoh) said: "Believe ye in Him before I give you permission? Surely this must be your leader, who has taught you magic! be sure I will cut off your hands and feet on opposite sides, and I will have you crucified on trunks of palm-trees: so shall ye know for certain, which of us can give the more severe and the more lasting punishment!" [فرعون] گفت: آیا پیش از آنکه به شما اذن دهم، به او ایمان آوردید؟ یقینا او بزرگ شماست که به شما جادو آموخته است، پس بی تردید دست‌ها و پاهایتان را یکی از راست و یکی از چپ قطع خواهم کرد، و شما را بر تنه‌های درخت خرما خواهم آویخت تا کاملا بدانید که کدام یک از ما [من یا خدای موسی] عذابش سخت‌تر و پایدارتر است؟!///[فرعون] گفت: آیا پیش از آنکه به شما اذن دهم، به او ایمان آوردید؟ یقینا او بزرگ شماست که به شما جادو آموخته است، پس بی تردید دست‌ها و پاهایتان را یکی از راست و یکی از چپ قطع خواهم کرد، و شما را بر تنه‌های درخت خرما خواهم آویخت تا کاملا بدانید که کدام یک از ما [من یا خدای موسی] عذابش سخت‌تر و پایدارتر است؟!///فرعون گفت: آیا پیش از آنکه شما را رخصت دهم به او ایمان آوردید؟ او بزرگ شماست که به شما جادوگرى آموخته است. دستها و پاهاتان را از چپ و راست مى‌برم و بر تنه درخت خرما به دارتان مى‌آویزم. تا بدانید که عذاب کدام یک از ما سخت‌تر و پاینده‌تر است.///[فرعون‌] گفت: آیا پیش از آن که به شما اذن دهم به او ایمان آوردید؟ قطعا او بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است. پس حتما دست‌ها و پاهایتان را مخالف [یکدیگر از چپ و راست‌] قطع مى‌کنم و یقینا شما را بر تنه‌هاى نخل دار مى‌زنم و خوب خواهید دانست کیفر کدام/// [فرعون‌] گفت: «آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم، به او ایمان آوردید؟ قطعا او بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است، پس بى‌شک دستهاى شما و پاهایتان را یکى از راست و یکى از چپ قطع مى‌کنم و شما را بر تنه‌هاى درخت خرما به دار مى‌آویزم، تا خوب بدانید عذاب کدام یک از ما سخت‌تر و پایدارتر است.»///[فرعون] گفت: «آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم، به او ایمان آوردید؟! بى‌گمان او سردسته‌ی شماست که به شما جادو آموخته است. پس دست‌ها و پاهاى شما را یکى از راست و یکى از چپ می‌برم و شما را بر شاخه‌هاى نخل به دار خواهم آویخت و به زودى خواهید دانست که شکنجه و مجازات کدام یک از ما سخت‌تر و پایدارتر است؟ [من یا خداى موسى‌؟]»///فرعون گفت: شما چرا پیش از آنکه من اجازه دهم به موسی ایمان آوردید؟ معلوم است که او در سحر معلم شما بوده، باری من شما را دست و پا بر خلاف یکدیگر می‌برم و بر تنه نخلهای خرما به دار می‌آویزم و خواهید دانست که عذاب (من و موسی) کدام سخت‌تر و پاینده‌تر است.///[فرعون‌] گفت آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید، بی‌شک او بزرگتر [و آموزگار] شماست که به شما جادوگری آموخته است، بدانید که دستها و پاهایتان را بر خلاف جهت یکدیگر می‌برم و شما را بر تنه‌های درخت خرما به دار می‌کشم، و خواهید دانست که کداممان عذابی شدیدتر و پاینده‌تر دارد///(فرعون) گفت: «آیا پیش از آنکه به شما اذن دهم به او ایمان آوردید؟! مسلما او بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است! به یقین دستها و پاهایتان را بطور مخالف قطع می‌کنم؛ و شما را از تنه‌های نخل به دار می‌آویزم؛ و خواهید دانست مجازات کدام یک از ما دردناکتر و پایدارتر است!»///گفت آیا ایمان بدو آوردید پیش از آنکه به شما رخصت دهم همانا او است مهتر شما که بیاموختتان جادو را همانا سخت ببرم دستها و پایهای شما را از برابر و همانا به دارتان کشم بر شاخه‌های درخت خرما و البته خواهید دید کدامین از ما سخت‌ترند در عذاب و پاینده‌تر///(فرعون) گفت: «آیا پیش از آنکه برایتان اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ به‌راستی او بزرگ شماست که به شما سحر آموخته. پس بی‌مهابا دست‌هایتان و پاهایتان را -بی‌چون- بر خلاف (یکدیگر) قطع می‌کنم، و شما را بی‌امان همچنان در شاخسارهای درختان خرما به دار می‌آویزم و همواره به راستی خواهید دانست کدامین (از) ما عذابش سخت‌تر و پایدارتر است.» quran_en_fa They said: "Never shall we regard thee as more than the Clear Signs that have come to us, or than Him Who created us! so decree whatever thou desirest to decree: for thou canst only decree (touching) the life of this world. گفتند: ما هرگز تو را بر دلایل روشنی که به سوی ما آمده و بر آنکه ما را آفرید، ترجیح نمی‌دهیم؛ پس هر حکمی را که می‌توانی صادر کن، تو فقط در این زندگی دنیا می‌توانی حکم کنی.///گفتند: ما هرگز تو را بر دلایل روشنی که به سوی ما آمده و بر آنکه ما را آفرید، ترجیح نمی‌دهیم؛ پس هر حکمی را که می‌توانی صادر کن، تو فقط در این زندگی دنیا می‌توانی حکم کنی.///گفتند: سوگند به آن که ما را آفریده است که تو را بر آن نشانه‌هاى روشن که دیده‌ایم ترجیح نمى‌دهیم؛ به هر چه خواهى حکم کن، که رواج حکم تو در زندگى اینجهانى است.///گفتند: ما هرگز تو را بر آن نشانه‌هاى روشنى که براى ما آمده و بر آن کس که ما را پدید آورده ترجیح نخواهیم داد، پس هر حکمى که مى‌خواهى بکن، تو فقط در این زندگى دنیا حکم مى‌رانى///گفتند: «ما هرگز تو را بر معجزاتى که به سوى ما آمده و [بر] آن کس که ما را پدید آورده است، ترجیح نخواهیم داد؛ پس هر حکمى مى‌خواهى بکن که تنها در این زندگى دنیاست که [تو] حکم مى‌رانى.///[ساحران] گفتند: «ما هرگز تو را بر دلایل روشنى که برای ما آمده، و بر کسى که ما را آفریده، ترجیح نخواهیم داد. پس تو هر حکم و قضاوتى که مى‌خواهى بکن، تو فقط در این زندگانى دنیا حکم مى‌کنى.///ساحران به فرعون پاسخ دادند که ما تو را هرگز بر این معجزات آشکار که به ما آمده و بر خدایی که ما را آفریده مقدم نخواهیم داشت، پس در حق ما هر چه توانی بکن که هر ظلمی کنی همین حیات دو روزه دنیاست.///[جادوگران‌] گفتند هرگز تو را بر روشنگریهایی که برای ما آمده است، و بر کسی که ما را آفریده است، بر نمی‌گزینیم، هر چه خواهی بکن، جز این نیست که تو فقط در زندگی دنیوی کاری توانی کرد///گفتند: «سوگند به آن کسی که ما را آفریده، هرگز تو را بر دلایل روشنی که برای ما آمده، مقدم نخواهیم داشت! هر حکمی می‌خواهی بکن؛ تو تنها در این زندگی دنیا می‌توانی حکم کنی!///گفتند هرگز نگزینیم تو را بر آنچه بیامد ما را از روشنائیها سوگند بدانکه ما را آفرید پس بفرمای آنچه را می‌فرمائی جز این نیست که می‌فرمائی این زندگانی دنیا را///گفتند: «ما هرگز تو را بر نشانه‌های روشنی که سویمان آمده و (بر) آن کس که ما را (با فطرت توحیدی) پدید آورده است، ترجیح نخواهیم داد. پس تو هر حکمی (که) می‌خواهی بکن؛ تنها (در این) زندگی دنیاست که (در آن) حکم می‌رانی.» quran_en_fa "For us, we have believed in our Lord: may He forgive us our faults, and the magic to which thou didst compel us: for Allah is Best and Most Abiding." بی تردید ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا خطاهایمان و آن جادویی که ما را به آن واداشتی بر ما بیامرزد؛ وخدا بهتر وپایدارتر است.///بی تردید ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا خطاهایمان و آن جادویی که ما را به آن واداشتی بر ما بیامرزد؛ وخدا بهتر وپایدارتر است.///اینک به پروردگار خویش ایمان آوردیم تا از خطاهاى ما و آن جادوگرى که ما را بدان واداشتى درگذرد، که خدا بهتر و پایدارتر است.///ما به پروردگار خویش ایمان آوردیم تا از گناهان ما و این سحرى که بر ما تحمیل کردى در گذرد، و خداوند بهتر و پایدارتر است///ما به پروردگارمان ایمان آوردیم، تا گناهان ما و آن سحرى که ما را بدان واداشتى بر ما ببخشاید، و خدا بهتر و پایدارتر است.»///ما به پروردگارمان ایمان آورده‌ایم تا خطاهاى ما، و آن جادویى که ما را به آن واداشتى، بر ما بیامرزد و خداوند بهتر و پاینده‌تر است.»///ما به راستی به خدای خود ایمان آوردیم تا از خطاهای ما درگذرد و گناه سحری که تو ما را به اجبار بر آن داشتی ببخشد، و (لطف و مغفرت) خدا بهتر و پاینده‌تر (از حیات فانی دنیا) است.///ما به پروردگارمان ایمان آورده‌ایم تا گناهانمان را و همین جادویی را که تو به آن وادارمان کرده‌ای ببخشد و خداوند است که بهتر و پاینده‌تر است‌///ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا گناهانمان و آنچه را از سحر بر ما تحمیل کردی ببخشاید؛ و خدا بهتر و پایدارتر است!»///همانا ما ایمان آوردیم به پروردگار خویش تا بیامرزد برای ما لغزشهای ما را و آنچه تو وادار کردی ما را بر آن از جادو و خدا بهتر است و پایدارتر///«ما به‌راستی به پروردگارمان ایمان آوردیم تا خطاهایمان را- و آن سحری که ما را بدان واداشتی- بر ما بپوشاند. و خدا بهتر و پاینده‌تر است.» quran_en_fa Verily he who comes to his Lord as a sinner (at Judgment),- for him is Hell: therein shall he neither die nor live. مسلما کسی که گنهکار به پیشگاه پروردگارش بیاید، دوزخ برای اوست که در آن نه می‌میرد و نه زندگی می‌کند.///مسلما کسی که گنهکار به پیشگاه پروردگارش بیاید، دوزخ برای اوست که در آن نه می‌میرد و نه زندگی می‌کند.///هرآینه هر کس که گنهکار نزد پروردگارش بیاید، جهنم جایگاه اوست که در آنجا نه مى‌میرد و نه زندگى مى‌کند.///[زیرا] هر که گنهکار به پیشگاه پروردگارش درآید، بى‌تردید او را جهنم است که در آن نه بمیرد و نه زندگى یابد///در حقیقت، هر که به نزد پروردگارش گنهکار رود، جهنم براى اوست. در آن نه مى‌میرد و نه زندگى مى‌یابد.///چنین است که هرکس گناهکار و مجرم نزد پروردگار خود بیاید، دوزخ براى اوست، نه در آن مى‌میرد و نه [با خوشى] زندگى مى‌کند.///که همانا هر کس به خدای خود طاغی و گنهکار وارد شود جزاء او جهنم است که در آنجا نه بمیرد (تا از عذاب برهد) و نه زنده شود (که از لذت زندگی برخوردار باشد).///به راستی هرکس گناهکار به نزد پروردگارش بیاید، جهنم نصیب اوست که در آن نه می‌میرد و نه زنده می‌ماند///هر کس در محضر پروردگارش خطاکار حاضر شود، آتش دوزخ برای اوست؛ در آن جا، نه می‌میرد و نه زندگی می‌کند!///همانا آنکه بیاید پروردگار خویش را گنهکار همانا او را است دوزخ نه بمیرد در آن و نه زنده ماند///حال چنان است (که) بی‌چون هر کس نزد پروردگارش گنهکار آید، بی‌گمان جهنم برای اوست. در آن نه می‌میرد و نه زندگی می‌کند. quran_en_fa But such as come to Him as Believers who have worked righteous deeds,- for them are ranks exalted,- و کسانی که مؤمن بیایند در حالی که کارهای شایسته انجام داده‌اند، برای آنان برترین درجات است.///و کسانی که مؤمن بیایند در حالی که کارهای شایسته انجام داده‌اند، برای آنان برترین درجات است.///و آنان که با ایمان نزد او آیند و کارهاى شایسته کنند، صاحب درجاتى بلند باشند.///و هر که با ایمان نزد وى آید و اعمال صالح کرده باشد، چنین کسانى برایشان درجات والا خواهد بود///و هر که مؤمن به نزد او رود، در حالى که کارهاى شایسته انجام داده باشد، براى آنان درجات والا خواهد بود:///و کسانى که مؤمن نزد او بیایند، در حالى که کارهاى شایسته کرده‌اند، پس براى آنان درجات عالى و برتر است.///و هر کس به خدای خود مؤمن باشد و با اعمال صالح بر او وارد شود اجر آنها هم عالی‌ترین درجات بهشتی است.///و هرکس مؤمن به نزد او بیاید، و کارهای شایسته کرده باشد، اینانند که درجات عالی دارند///و هر کس با ایمان نزد او آید، و اعمال صالح انجام داده باشد، چنین کسانی درجات عالی دارند …///و آنکو بیایدش مؤمن که کرده باشد کارهای شایسته را پس آنان را است پایه‌های برتر///و هر کس به حال ایمان نزدش آید که به‌راستی کارهای شایسته‌ (ی ایمان) انجام داده باشد، ایشان برایشان عالی‌ترین درجات است. quran_en_fa Gardens of Eternity, beneath which flow rivers: they will dwell therein for aye: such is the reward of those who purify themselves (from evil). [و آن] بهشت‌های پایداری است که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است که در آن جاودانه‌اند؛ و این است پاداش کسانی که خود را [با ایمان و عمل صالح از آلودگی‌ها] پاک کرده‌اند.///[و آن] بهشت‌های پایداری است که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است که در آن جاودانه‌اند؛ و این است پاداش کسانی که خود را [با ایمان و عمل صالح از آلودگی‌ها] پاک کرده‌اند.///بهشتهاى جاویدان که در آن نهرها روان است، و همواره در آنجا باشند. و این است پاداش پاکان.///بهشت‌هاى جاویدى که از پاى درختانش نهرها جارى است که در آن جاودانه باشند، و این پاداش کسى است که پاکى بجوید///بهشتهاى عدن که از زیر [درختان‌] آن جویبارها روان است. جاودانه در آن مى‌مانند، و این است پاداش کسى که به پاکى گراید.///باغ‌هاى جاویدانى که درزیر [درختان] آنها نهرها جارى است، همیشه در آنجا خواهند بود و این پاداش کسى است که [خود را از کفر و گناه] پاکیزه گرداند.///آن بهشتهای عدنی که دائم زیر درختانش نهرها جاری است و تا ابد در آنجا (از نعمت و حیات برخوردار) هستند و آن بهشت پاداش کسی است که خود را (از کفر و عصیان و شرک و طغیان) پاک و پاکیزه گرداند.///[در] بهشتهای عدن که جویباران از فرودست آن جاری است، و جاودانه در آنند، و این پاداش کسی است که پاکی پیشه کند///باغهای جاویدان بهشت، که نهرها از زیر درختانش جاری است، در حالی که همیشه در آن خواهند بود؛ این است پاداش کسی که خود را پاک نماید!///بهشتهای جاودان که روان است زیر آنها جویها جاودانند در آن و این است پاداش آنکه پاکی جست‌///باغ‌های پای‌برجا که از زیر (درختان) شان نهرها روان است، (جایی است که) جاودانه در آن می‌مانند، و این پاداش کسی است که به پاکی گراید. quran_en_fa We sent an inspiration to Moses: "Travel by night with My servants, and strike a dry path for them through the sea, without fear of being overtaken (by Pharaoh) and without (any other) fear." و همانا به موسی وحی کردیم که بندگانم را شبانه [از مصر] حرکت بده، و برای آنان راهی خشک در دریا قرار ده که [در آن موقعیت] نه از رسیدن فرعونیان بترسی و نه از غرق شدن بهراسی.///و همانا به موسی وحی کردیم که بندگانم را شبانه [از مصر] حرکت بده، و برای آنان راهی خشک در دریا قرار ده که [در آن موقعیت] نه از رسیدن فرعونیان بترسی و نه از غرق شدن بهراسی.///به موسى وحى کردیم که بندگان ما را شب‌هنگام بیرون ببر و برایشان در دریا گذرگاهى خشک بجوى، و مترس که بر تو دست یابند و بیم به دل راه مده.///و همانا به موسى وحى کردیم که بندگانم را شبانه روانه کن و راهى خشک در دریا براى آنان باز کن که نه از تعقیب دشمن خواهى ترسید و نه [از غرق شدن‌] مى‌هراسى///و در حقیقت به موسى وحى کردیم که: «بندگانم را شبانه ببر، و راهى خشک در دریا براى آنان باز کن که نه از فرارسیدن [دشمن‌] بترسى و نه [از غرق‌شدن‌] بیمناک باشى.»///و ما به موسى وحى کردیم که بندگان مرا شبانه [از مصر] کوچ بده و براى آنان راهى خشک در میان دریا بگشا، [چنان که] نه از تعقیب [فرعونیان] بترسى و نه [از غرق شدن،] بیمناک باشى.///و همانا به موسی وحی کردیم که بندگان (مؤمن) مرا شبانه (از شهر مصر) بیرون برو (به اعجاز و لطف ما) راهی خشک از میان دریا بر آنها پدید آور که نه از تعقیب و رسیدن فرعونیان ترسناک باشی و نه (از غرق شدن) اندیشه داری.///و به موسی وحی کردیم که بندگان مرا شبانه روانه کن، و برای آنان راهی خشک در دریا بشکاف، به طوری که نه از فرارسیدن [دشمن‌] بیمناک باشی و نه [از غرق‌] بترسی‌///ما به موسی وحی فرستادیم که: «شبانه بندگانم را (از مصر) با خود ببر؛ و برای آنها راهی خشک در دریا بگشا؛ که نه از تعقیب (فرعونیان) خواهی ترسید، و نه از غرق شدن در دریا!»///و همانا وحی فرستادیم به موسی که شبانه ببر بندگان مرا پس برگیر برای ایشان راهی را در دریا خشک نترسی بازیافتنی را و نه هراسان باشی‌///و به‌راستی و درستی سوی موسی وحی کردیم که: «بندگانم را شبانه کوچ ده، پس راهی خشک در دریا برایشان (با عصایت) برزن (حال آنکه) نه از فرا رسیدن (دشمن) بترسی و نه از غرق شدن، و نه بیمی داشته باشی.» quran_en_fa Then Pharaoh pursued them with his forces, but the waters completely overwhelmed them and covered them up. پس فرعون با لشکریانش آنان را دنبال کرد، و [بخشی] از دریا آنان را فروگرفت، چه فروگرفتنی!///پس فرعون با لشکریانش آنان را دنبال کرد، و [بخشی] از دریا آنان را فروگرفت، چه فروگرفتنی!///فرعون با لشکرهایش از پیشان روان شد. و دریا چنان که باید آنان را در خود فرو پوشید.///[پس‌] فرعون با لشکریانش از پى آنها رفتند و موجى از دریا که بر آنها افتاد، آنها را فرا گرفت///پس فرعون با لشکریانش آنها را دنبال کرد، و [لى‌] از دریا آنچه آنان را فرو پوشانید، فرو پوشانید.///پس فرعون با سپاهیانش آنان را دنبال کرد، اما [موجى] از دریا آنان را گرفت، و به طور کامل غرق کرد.///و فرعون با سپاهش از پی آنها تاختند پس موج دریا چنان آنها را فرو برد که از آنان اثری باقی نگذاشت.///آنگاه فرعون با سپاهیانش آنان را دنبال کرد، و آب دریا آنان را فراگرفت و فروپوشاند///(به این ترتیب) فرعون با لشکریانش آنها را دنبال کردند؛ و دریا آنان را (در میان امواج خروشان خود) بطور کامل پوشانید!///پس از پی آمدشان فرعون با سپاهیان خود پس فراگرفت ایشان را از دریا آنچه فراگرفت‌///پس فرعون با لشکریانش آنها را پی گرفت. پس، از دریا آنچه آنان را فرو پوشانید، فرو پوشانیدشان. quran_en_fa Pharaoh led his people astray instead of leading them aright. و فرعون، قومش را گمراه کرد و راهنمایی ننمود.///و فرعون، قومش را گمراه کرد و راهنمایی ننمود.///فرعون قومش را گمراه کرد، نه راهنمایى.///و فرعون قوم خود را گمراه کرد و به جایى نرسانید///و فرعون قوم خود را گمراه کرد و هدایت ننمود.///و فرعون قوم خود را به گمراهی برد و هیچ هدایت نکرد.///و فرعون پیروان خود را علاوه بر اینکه هدایت نکرد سخت به ضلالت و بدبختی افکند.///و [بدین‌سان‌] فرعون قومش را به گمراهی کشاند و به جایی نرساند///فرعون قوم خود را گمراه ساخت؛ و هرگز هدایت نکرد!///و گمراه کرد فرعون قوم خویش را و رهبری نکرد///و فرعون قوم خود را گمراه کرد و هدایت نکرد. quran_en_fa O ye Children of Israel! We delivered you from your enemy, and We made a Covenant with you on the right side of Mount (Sinai), and We sent down to you Manna and quails: ای بنی اسرائیل! به راستی شما را از دشمنتان نجات دادیم، و با شما در جانب راست طور وعده گذاشتیم و ترنجبین و مرغ بریان را بر شما نازل کردیم،///ای بنی اسرائیل! به راستی شما را از دشمنتان نجات دادیم، و با شما در جانب راست طور وعده گذاشتیم و ترنجبین و مرغ بریان را بر شما نازل کردیم،///اى بنى‌اسرائیل، شما را از دشمنتان رهانیدیم و با شما در جانب راست کوه طور وعده نهادیم و برایتان من و سلوى نازل کردیم.///اى بنى اسرائیل! به حقیقت ما شما را از دشمنتان رهانیدیم و با شما در کنار راست کوه طور [براى نزول تورات‌] وعده کردیم و بر شما من و سلوى فرستادیم/// «اى فرزندان اسرائیل، در حقیقت، [ما] شما را از [دست‌] دشمنتان رهانیدیم، و در جانب راست طور با شما وعده نهادیم و بر شما ترنجبین و بلدرچین فرو فرستادیم.///اى بنى‌اسرائیل! ما شما را از دشمنانتان نجات دادیم و با شما در سمت راست کوه طور، وعده گذاردیم، و بر شما [غذاهاى آماده‌اى چون] من و سلوى نازل کردیم.///ای بنی اسرائیل، محققا ما شما را از شر دشمن نجات دادیم و با شما در جانب راست کوه طور وعده نهادیم (تا به مناجات موسی کلام حق را بشنوید) و (در بیابان که سرگردان شدید) برای قوت شما ترنجبین و مرغ بریان فرستادیم.///ای بنی‌اسرائیل به راستی شما را از دشمنتان رهانیدیم و با شما در جانب طور ایمن وعده گذاردیم و بر شما من و سلوی فرو فرستادیم‌///ای بنی اسرائیل! ما شما را از چنگال دشمنتان نجات دادیم؛ و در طرف راست کوه طور، با شما وعده گذاردیم؛ و «من» و «سلوی» بر شما نازل کردیم!///ای بنی اسرائیل همانا رهانیدیم شما را از دشمنتان و وعده نهادیم با شما کنار راست طور را و فرستادیم بر شما من و سلوی را///«فرزندان اسرائیل! ما بی‌گمان شما را از (دست) دشمنتان رهانیدیم. و در پربرکت‌ترین جانب (کوه) طور با شما وعده نهادیم. و بر شما ترنجبین و امنیت فرو فرستادیم.» quran_en_fa (Saying): "Eat of the good things We have provided for your sustenance, but commit no excess therein, lest My Wrath should justly descend on you: and those on whom descends My Wrath do perish indeed! [و گفتیم:] از خوردنی‌های پاکیزه [و مطبوع] که روزی شما نمودیم، بخورید و در [مورد] آن از حدود الهی تجاوز نکنید که خشم من بر شما فرود آید، و کسی که خشم من بر او فرود آید، یقینا هلاک شده است.///[و گفتیم:] از خوردنی‌های پاکیزه [و مطبوع] که روزی شما نمودیم، بخورید و در [مورد] آن از حدود الهی تجاوز نکنید که خشم من بر شما فرود آید، و کسی که خشم من بر او فرود آید، یقینا هلاک شده است.///از چیزهاى پاکیزه که شما را روزى داده‌ایم بخورید و از حد مگذرانیدش تا مباد خشم من به شما رسد، که هر کس که خشم من به او برسد در آتش افتد.///از پاکیزه‌هاى آنچه روزیتان کرده‌ایم بخورید و در آن سرکشى نکنید که خشم من بر شما فرود آید و هر که خشم من بر او فرود آید قطعا سقوط کرده است///از خوراکیهاى پاکیزه‌اى که روزى شما کردیم، بخورید و [لى‌] در آن زیاده‌روى مکنید که خشم من بر شما فرود آید، و هر کس خشم من بر او فرود آید، قطعا در [ورطه‌] هلاکت افتاده است.///[اینک] از چیزهاى پاکیزه‌اى که روزى شما کرده‌ایم، بخورید، و در آن طغیان نکنید که خشم من شما را فراگیرد و هر کس که خشم من او را فراگیرد، بى‌گمان نابود خواهد شد.///(و دستور دادیم که) از این رزق حلال و پاکیزه که نصیبتان کردیم تناول کنید و در آن (به کفر نعمت و ترک شکرگزاری) طغیان و سرکشی مکنید وگرنه مستحق غضب و خشم من می‌شوید، و هر کس مستوجب خشم من گردید همانا خوار و هلاک خواهد شد.///[و گفتیم‌] از هر آنچه از پاکیزه‌ها روزیتان کرده‌ایم، بخورید و در آن از حد تجاوز مکنید، که خشم من بر شما فرود می‌آید، و هرکس که خشم من بر او فرود آید، به راستی نابود شود///بخورید از روزیهای پاکیزه‌ای که به شما داده‌ایم؛ و در آن طغیان نکنید، که غضب من بر شما وارد شود و هر کس غضبم بر او وارد شود، سقوب می‌کند!///بخورید از پاکیزه‌های آنچه روزیتان دادیم و سرکشی نکنید در آن تا فرود آید بر شما خشم من و آنکه فرود آید بر او خشم من همانا تباه گشت‌///«(و گفتیم) از خوراکی‌های پاکیزه‌ای که روزیتان دادیم بخورید، و در آن طغیان نکنید که خشم من بر شما فرود آید. و هرکس خشم من بر او فرود آید بی‌چون سقوط کرده است.» quran_en_fa "But, without doubt, I am (also) He that forgives again and again, to those who repent, believe, and do right, who,- in fine, are ready to receive true guidance." و مسلما من آمرزنده کسی هستم که توبه کرد و ایمان آورد و کار شایسته انجام داد، سپس در راه مستقیم پایداری و استقامت ورزید.///و مسلما من آمرزنده کسی هستم که توبه کرد و ایمان آورد و کار شایسته انجام داد، سپس در راه مستقیم پایداری و استقامت ورزید.///هر کس که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند و به راه هدایت بیفتد، مى‌آمرزمش.///و بى‌تردید من آمرزگار کسى هستم که توبه کند و ایمان آورد و کار نیکو کند و آن‌گاه به راه [راست‌] آید///و به یقین، من آمرزنده کسى هستم که توبه کند و ایمان بیاورد و کار شایسته نماید و به راه راست راهسپر شود.»///و البته من آمرزنده‌ی آن کسم که توبه کند و ایمان آورد و کارى شایسته کند، سپس هدایت شود.///و البته بر آن کس که (از کفر) توبه کند و (به خدا) ایمان آرد و نکوکار گردد و درست به راه هدایت رود مغفرت و آمرزش من بسیار است.///و من در حق کسی که توبه کند و ایمان آورد و کاری شایسته پیش گیرد و به راه آید آمرزگارم‌///و من هر که را توبه کند، و ایمان آورد، و عمل صالح انجام دهد، سپس هدایت شود، می‌آمرزم!///و همانا منم بسیار آمرزنده آنکه بازگشت نمود و ایمان آورد و کردار شایسته کرد پس هدایت یافت‌///و من بی‌گمان برا‌ی کسی که توبه کرده و ایمان آورده و کاری شایسته (ی‌ایمان) انجام داده، سپس راه یافته؛ به‌درستی بسی پوشاننده‌ام. quran_en_fa (When Moses was up on the Mount, Allah said:) "What made thee hasten in advance of thy people, O Moses?" ای موسی! چه چیز تو را شتابان کرد که قبل از قوم خود [در آمدن به کوه طور] پیشی گرفتی؟///ای موسی! چه چیز تو را شتابان کرد که قبل از قوم خود [در آمدن به کوه طور] پیشی گرفتی؟///اى موسى، چه چیز تو را واداشت تا بر قومت پیشى گیرى؟///و اى موسى! چه چیز موجب شد تو جلوتر از قومت [به وعده‌گاه‌] بشتابى/// «و اى موسى، چه چیز تو را [دور] از قوم خودت، به شتاب واداشته است؟»///و [چون موسى با برگزیدگان قومش به کوه طور آمدند، موسى پیش‌تر رسید، به او گفتیم:] اى موسى! چه چیز تو را به شتاب واداشت که پیش از قوم خود آمدى؟»///و ای موسی بازگو که بر قومت چرا سبقت گرفته و با شتاب به وعده‌گاه آمدی؟///و [گفتیم‌] ای موسی چه چیز باعث شد که بر قومت پیشی بگیری؟///ای موسی! چه چیز سبب شد که از قومت پیشی گیری، و (برای آمدن به کوه طور) عجله کنی؟!///و چه شتابانی (چه چیزت به شتاب آورد) از قوم خویش ای موسی‌///«موسی! چه چیز تورا از (برابر) قومت (سوی طور) شتابان کرد؟» quran_en_fa He replied: "Behold, they are close on my footsteps: I hastened to thee, O my Lord, to please thee." گفت: پروردگارا! من به سوی تو شتافتم تا خشنود شوی. آنان گروهی هستند که اینک به دنبال من می‌آیند.///گفت: پروردگارا! من به سوی تو شتافتم تا خشنود شوی. آنان گروهی هستند که اینک به دنبال من می‌آیند.///گفت: آنها همانهایند که از پى من روانند. اى پروردگار من، من به سوى تو شتافتم تا خشنود گردى.///گفت: اینک آنها پشت سر منند، و من به حضورت شتافتم- اى پروردگار من- تا خشنود شوى///گفت: «اینان در پى منند، و من -اى پروردگارم- به سویت شتافتم تا خشنود شوى.»///[موسى] گفت: «آنها به دنبال من می‌آیند و پروردگارا! من براى خشنودى تو به سویت شتاب کردم.»///موسی عرضه داشت: هم اینک قوم از پی من هستند و من خود برای خشنودی تو تعجیل کرده و بر آنها تقدم جستم.///گفت آنان به دنبال من روانند و من پروردگارا به سوی تو شتافتم تا از من خشنود باشی‌///عرض کرد: «پروردگارا! آنان در پی منند؛ و من به سوی تو شتاب کردم، تا از من خشنود شوی!»///گفت اینک ایشانند پشت سرم و شتافتم بسوی تو پروردگارا تا راضی شوی‌///گفت: «هم اینان بر پی من‌اند، و - پروردگارم! - سویت شتافتم تا (از من) خشنود شوی.» quran_en_fa (Allah) said: "We have tested thy people in thy absence: the Samiri has led them astray." [خدا] گفت: ای موسی! ما به راستی قوم تو را پس از آمدن تو امتحان کردیم و سامری آنان را گمراه کرد.///[خدا] گفت: ای موسی! ما به راستی قوم تو را پس از آمدن تو امتحان کردیم و سامری آنان را گمراه کرد.///گفت: ما قوم تو را پس از تو آزمایش کردیم و سامرى گمراهشان ساخت.///فرمود: ما از پس تو قومت را امتحان کردیم و سامرى آنها را گمراه کرد///فرمود: «در حقیقت، ما قوم تو را پس از [عزیمت‌] تو آزمودیم و سامرى آنها را گمراه ساخت.»///[خدا] فرمود: «ما قوم تو را بعد از [آمدن] تو آزمایش کردیم، و سامرى آنها را گمراه کرد.»///خدا فرمود: همانا ما قوم تو را پس از آمدن تو آزمایش کردیم و سامری آنان را گمراه کرد.///فرمود ما قومت را در غیاب تو امتحان کردیم و سامری آنان را گمراه ساخت‌///فرمود: «ما قوم تو را بعد از تو، آزمودیم و سامری آنها را گمراه ساخت!»///گفت همانا آزمودیم قومت را پس از تو و گمراهشان ساخت سامری‌///فرمود: «پس ما به‌راستی و درستی قوم تو را پس از (عزیمت) تو آزمایشی آتشبار کردیم، و سامری آنها را گمراه ساخت.» quran_en_fa So Moses returned to his people in a state of indignation and sorrow. He said: "O my people! did not your Lord make a handsome promise to you? Did then the promise seem to you long (in coming)? Or did ye desire that Wrath should descend from your Lord on you, and so ye broke your promise to me?" پس موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قومش بازگشت، گفت: ای قوم من! آیا پروردگارتان به شما [درباره نزول تورات] وعده‌ای نیکو نداد؟ آیا زمان آن وعده بر شما طولانی آمد یا خواستید که خشمی از پروردگارتان بر شما فرود آید که با وعده من مخالفت کردید؟!///پس موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قومش بازگشت، گفت: ای قوم من! آیا پروردگارتان به شما [درباره نزول تورات] وعده‌ای نیکو نداد؟ آیا زمان آن وعده بر شما طولانی آمد یا خواستید که خشمی از پروردگارتان بر شما فرود آید که با وعده من مخالفت کردید؟!///موسى خشمگین و پر اندوه نزد قومش بازگشت و گفت: اى قوم من، آیا پروردگارتان شما را وعده‌هاى نیکو نداده بود؟ آیا درنگ من به درازا کشید یا خواستید که خشم پروردگارتان به شما فرود آید که وعده مرا خلاف کردید؟///پس موسى خشمگین و اندوهناک به سوى قوم خود بازگشت و گفت: اى قوم من! آیا پروردگارتان به شما وعده‌ى نیکو نداده بود؟ آیا مدت [درنگ من در کوه طور] بر شما طولانى شد؟ یا خواستید خشمى از پروردگارتان بر شما فرود آید که وعده‌ى مرا خلاف کردید///پس موسى خشمگین و اندوهناک به سوى قوم خود برگشت [و] گفت: «اى قوم من، آیا پروردگارتان به شما وعده نیکو نداد؟ آیا این مدت بر شما طولانى مى‌نمود، یا خواستید خشمى از پروردگارتان بر شما فرود آید که با وعده من مخالفت کردید؟»///پس موسى خشگمین و اندوهناک به سوى قوم خود بازگشت [و] گفت: «اى قوم من! آیا پروردگارتان به شما وعده‌اى نیکو نداد [که تورات را بر شما فروفرستد]؟ آیا مدت [رفتن من] بر شما طولانى شد؟ یا اینکه مى‌خواستید خشمى از پروردگارتان بر شما فرود آید، که از وعده‌ی من تخلف کردید؟!»///موسی (که از فتنه سامری آگاه شد) متأسف و غضبناک به سوی قوم بازگشت و گفت: ای قوم من، مگر خدای شما به شما وعده احسان نداد (که شما را نعمت کتاب بزرگ تورات عطا کند)؟ آیا وعده خدا بر شما طولانی شد، یا مایل شدید که مستوجب قهر و غضب خدای خود شوید، که وعده مرا خلاف کردید (و عهد من شکستید).///آنگاه موسی خشمگین و اندوهگین [و شتابان‌] به سوی قومش بازگشت و گفت ای قوم من آیا پروردگارتان با شما وعده‌ای نیکو نگذارد، آیا به نظرتان این عهد طولانی شد، یا خواستید که خشم پروردگارتان بر شما فرود آید، که در وعده‌تان با من خلاف کردید///موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قوم خود بازگشت و گفت: «ای قوم من! مگر پروردگارتان وعده نیکویی به شما نداد؟! آیا مدت جدایی من از شما به طول انجامید، یا می‌خواستید غضب پروردگارتان بر شما نازل شود که با وعده من مخالفت کردید؟!»///پس بازگشت موسی بسوی قوم خود خشمگین افسوس خوران گفت ای قوم من آیا نوید نداد شما را پروردگار شما نویدی خوش آیا دراز کشید بر شما روزگار (مدت) یا خواستید فرود آید بر شما خشمی از پروردگار شما که خلف کردید وعده‌گاه مرا///پس موسی خشمگین (و) اندوهناک سوی قومش بازگشت (و) گفت: «ای قوم من! آیا پروردگارتان به شما وعده‌ای نیکو نداد؟ آیا پس این مدت بر شما طولانی بود، یا خواستید خشمی از پروردگارتان بر شما درآید، پس با وعده‌ی من مخالفت کردید؟» quran_en_fa They said: "We broke not the promise to thee, as far as lay in our power: but we were made to carry the weight of the ornaments of the (whole) people, and we threw them (into the fire), and that was what the Samiri suggested. گفتند: ما با اراده خود با وعده تو مخالفت نکردیم، بلکه ما را وادار کردند که بارهایی سنگین از زیور و زینت این قوم را حمل کنیم، پس آنان را [در آتش] انداختیم و به همین صورت سامری هم [آنچه از زیور و زینت داشت] در آتش انداخت.///گفتند: ما با اراده خود با وعده تو مخالفت نکردیم، بلکه ما را وادار کردند که بارهایی سنگین از زیور و زینت این قوم را حمل کنیم، پس آنان را [در آتش] انداختیم و به همین صورت سامری هم [آنچه از زیور و زینت داشت] در آتش انداخت.///گفتند: ما به اختیار خویش وعده تو خلاف نکردیم. بارهایى از زینت آن قوم بر دوش داشتیم. آنها را در آتش بیفکندیم. و سامرى نیز بیفکند.///گفتند: ما به اختیار خود وعده‌ى تو را خلاف نکردیم، ولى محموله‌هایى از زیور آلات قوم [فرعون‌] را بر دوش ما نهادند پس آنها را [در کوره‌ى آتش‌] انداختیم و سامرى نیز [آنچه دانست‌] انداخت///گفتند: «ما به اختیار خود با تو خلاف وعده نکردیم، ولى از زینت‌آلات قوم، بارهایى سنگین بر دوش داشتیم و آنها را افکندیم و [خود] سامرى [هم زینت‌آلاتش را] همین گونه بینداخت.///[مردم به موسى] گفتند: «ما به میل و اراده‌ى خود با وعده‌ی تو مخالفت نکردیم، بلکه بارهایى [گران] از زیورآلات قوم [فرعون] بر دوش ما نهادند، پس ما آنها را [در آتش] افکندیم، آن‌گاه سامرى [نیز] این چنین [طرح] افکند.»///قوم به موسی گفتند: ما به میل و اختیار خود خلاف وعده تو نکردیم و لیکن اسباب تجمل و زینت بسیاری (از فرعونیان) بار دوش ما نهادند و ما آنها را در آتش افکندیم و چنین سامری (فتنه‌انگیز بر ما) القا کرد.///گفتند، در وعده تو به اختیار خود خلاف نکردیم، بلکه از زر و زیور مردم انبوهی برگرفتیم و آنها را [در آتش‌] انداختیم، و سامری چنین راهنمایی کرد///گفتند: «ما به میل و اراده خود از وعده تو تخلف نکردیم؛ بلکه مقداری از زیورهای قوم را که با خود داشتیم افکندیم!» و سامری اینچنین القا کرد …///گفتند خلف نکردیم وعده تو را به نیروی خود و لیکن بارشدیم بارهائی را از زیور قوم پس افکندیم آنها را و بدینگونه افکند سامری‌///گفتند: «ما به اختیار خود از وعده‌‌ات تخلف نکردیم، ولی از زینت‌آلات قوم، بارهایی سنگین همواره بر دوشمان نهاده شد. پس آنها را افکندیم. پس سامری (هم زینت‌آلاتش را) همین گونه بیفکند.» quran_en_fa "Then he brought out (of the fire) before the (people) the image of a calf: It seemed to low: so they said: This is your god, and the god of Moses, but (Moses) has forgotten!" پس برای آنان مجسمه گوساله‌ای که صدای گاو داشت بیرون آورد، آن گاه [او و پیروانش] گفتند: این معبود شما و معبود موسی است که [موسی آن را] فراموش کرد [به این خاطر برای طلب معبود به طور رفت.]///پس برای آنان مجسمه گوساله‌ای که صدای گاو داشت بیرون آورد، آن گاه [او و پیروانش] گفتند: این معبود شما و معبود موسی است که [موسی آن را] فراموش کرد [به این خاطر برای طلب معبود به طور رفت.]///و برایشان تندیس گوساله‌اى که نعره گاوان را داشت بساخت و گفتند: این خداى شما و خداى موسى است. و موسى فراموش کرده بود.///پس براى آنان پیکر گوساله‌اى ساخت که صداى گاو داشت، پس [او و پیروانش‌] گفتند: خداى شما و خداى موسى همین است که فراموش کرد///پس براى آنان پیکر گوساله‌اى که صدایى داشت بیرون آورد، و [او و پیروانش‌] گفتند: «این خداى شما و خداى موسى است، و [پیمان خدا را] فراموش کرد.»///پس [سامرى] براى آنها پیکر گوساله‌اى پدید آورد که بانگ گاو داشت. آن‌گاه [با پیروانش] گفتند: «این خداى شما و خداى موسى است!» پس سامرى [پیمان خدا و همه تعلیمات موسى را] فراموش کرد.///آن‌گاه سامری با آن زر و زیورها مجسمه گوساله‌ای بساخت که صدایی شگفت داشت و (با این شعبده سامری و پیروانش) گفتند: خدای شما و خدای موسی همین گوساله است که موسی فراموش کرده است.///و [چنین بود که سامری‌] برای آنان پیکر گوساله‌ای ساخت و پرداخت که بانگ گاو داشت، آنگاه گفتند این خدای شما و موسی است که فراموشش کرده بود///و برای آنان مجسمه گوساله‌ای که صدایی همچون صدای گوساله (واقعی) داشت پدید آورد؛ و (به یکدیگر) گفتند: «این خدای شما، و خدای موسی است!» و او فراموش کرد (پیمانی را که با خدا بسته بود)!///پس برون آورد برای ایشان گوساله‌ای پیکری که آن را است بانگی گفتند این است خدای شما و خدای موسی پس فراموش کرد///پس برایشان پیکر گوساله‌ای که صدای گوساله داشت بیرون آورد. پس (او و پیروانش) گفتند: «این خدای شما و خدای موسی است.» پس (خدا را) فراموش کرد. quran_en_fa Could they not see that it could not return them a word (for answer), and that it had no power either to harm them or to do them good? پس آیا درک نمی‌کنند [و نمی‌فهمند] که [گوساله، هنگامی که آن را می‌خوانند] پاسخی به آنان نمی‌دهد و مالک و صاحب اختیار هیچ سود و زیانی برای آنان نیست؟!///پس آیا درک نمی‌کنند [و نمی‌فهمند] که [گوساله، هنگامی که آن را می‌خوانند] پاسخی به آنان نمی‌دهد و مالک و صاحب اختیار هیچ سود و زیانی برای آنان نیست؟!///آیا نمى‌دیدند که هیچ پاسخى به سخنشان نمى‌دهد، و هیچ سود و زیانى برایشان ندارد؟///مگر نمى‌بینند که [گوساله‌] پاسخ آنها را بر نمى‌گرداند و به حالشان سود و زیانى ندارد///مگر نمى‌بینند که [گوساله‌] پاسخ سخن آنان را نمى‌دهد و به حالشان سود و زیانى ندارد؟///آیا نمى‌بینند که [این گوساله، هنگامى که آن را مى‌خوانند،] برایشان پاسخى ندارد، و مالک سود و زیانى براى آنها نیست؟!///آیا این گوساله‌پرستان نمی‌نگرند که آن گوساله هیچ حرف و اثری و هیچ خیر و شری به آنها عاید نمی‌سازد؟///آیا اینان نیندیشیدند که [این گوساله‌] پاسخ سخنی به آنان نمی‌دهد و زیان و سودی برای آنان ندارد؟///آیا نمی‌بینند که (این گوساله) هیچ پاسخی به آنان نمی‌دهد، و مالک هیچ گونه سود و زیانی برای آنها نیست؟!///آیا نبینند که برنمی گرداند بدیشان سخنی را و نه دارا است برای ایشان زیان و نه سودی را///پس مگر نمی‌بینند که (گوساله) سخنی فرا سویشان بر نمی‌گرداند، و برایشان سود و زیانی ندارد؟ quran_en_fa Aaron had already, before this said to them: "O my people! ye are being tested in this: for verily your Lord is (Allah) Most Gracious; so follow me and obey my command." و به راستی هارون پیش از این به آنان گفته بود: ای قوم من! شما به وسیله این گوساله مورد امتحان قرار گرفته‌اید، و بی تردید پروردگارتان [خدای] رحمان است، بنابراین از من [که پیامبر او هستم] پیروی کنید و فرمانم را اطاعت نمایید.///و به راستی هارون پیش از این به آنان گفته بود: ای قوم من! شما به وسیله این گوساله مورد امتحان قرار گرفته‌اید، و بی تردید پروردگارتان [خدای] رحمان است، بنابراین از من [که پیامبر او هستم] پیروی کنید و فرمانم را اطاعت نمایید.///هارون نیز پیش از این به آنها گفته بود: اى قوم من، شما را به این گوساله آزموده‌اند. پروردگار شما خداى رحمان است. از پى من بیایید و فرمانبردار من باشید.///و پیش از آن هارون نیز با تأکید به آنها گفته بود: اى قوم من! جز این نیست که شما با این گوساله امتحان شده‌اید و بى‌تردید پروردگار حقیقى شما خداى رحمان است، پس پیرو من باشید و فرمان مرا اطاعت کنید///و در حقیقت، هارون قبلا به آنان گفته بود: «اى قوم من، شما به وسیله این [گوساله‌] مورد آزمایش قرار گرفته‌اید، و پروردگار شما [خداى‌] رحمان است، پس مرا پیروى کنید و فرمان مرا پذیرا باشید.»///و البته هارون پیش از این به آنان گفته بود: «اى قوم من! شما قطعا با آن [گوساله]، مورد آزمایش قرار گرفته‌اید و همانا پروردگار شما، [خداوند] رحمان است، پس از من پیروى کنید و دستور مرا اطاعت نمایید.»///و هارون هم پیش از آنکه موسی باز آید به آنان گفت: ای قوم، این گوساله اسباب فتنه و امتحان شما گردیده و محققا آفریننده شما خدای مهربان است (نه این گوساله سامری) پس شما پیرو من شوید و امر مرا فرمان برید.///و هارون پیش از آن به آنان گفته بود، ای قوم من شما با آن امتحان پس می‌دهید، و پروردگار [حقیقی‌] شما خداوند رحمان است، از من پیروی و از دستور من اطاعت کنید///و پیش از آن، هارون به آنها گفته بود: «ای قوم من! شما به این وسیله مورد آزمایش قرار گرفته‌اید! پروردگار شما خداوند رحمان است! پس، از من پیروی کنید، و فرمانم را اطاعت نمایید!»///و همانا گفت بدیشان هارون پیش از این که‌ای قوم من جز این نیست که آزموده شدید بدان و همانا پروردگار شما خدای مهربان است پس پیرویم کنید و فرمان برید امر مرا///و به‌راستی بی‌گمان هارون از پیش به آنان گفت: «ای قوم من! جز این نیست (که) شما به وسیله‌ی این (گوساله) مورد آزمایشی آتشین قرار گرفته‌اید، و پروردگارتان به‌راستی خدای رحمتگر بر آفریدگان است، پس از پی من آیید و فرمانم را پیروی کنید. quran_en_fa They had said: "We will not abandon this cult, but we will devote ourselves to it until Moses returns to us." گفتند: ما همواره بر پرستیدن گوساله باقی می‌مانیم تا موسی به سوی ما باز گردد.///گفتند: ما همواره بر پرستیدن گوساله باقی می‌مانیم تا موسی به سوی ما باز گردد.///گفتند: ما همواره به پرستش او مى‌نشینیم تا موسى به نزد ما باز گردد.///گفتند: ما همچنان بر پرستش آن خواهیم بود تا موسى به نزد ما بازگردد///گفتند: «ما هرگز از پرستش آن دست بر نخواهیم داشت تا موسى به سوى ما بازگردد.»///[اما آنان به هارون] گفتند: «ما یکسره در پرستش آن [گوساله] خواهیم بود، تا موسى به سوى ما بازگردد.»///قوم گفتند: ما بر این پرستش گوساله ثابت هستیم تا وقتی که موسی به سوی ما بازگردد.///گفتند همچنان در خدمت او [گوساله‌] می‌ایستیم تا موسی به نزد ما بازگردد///ولی آنها گفتند: «ما همچنان گرد آن می‌گردیم (و به پرستش گوساله ادامه می‌دهیم) تا موسی به سوی ما بازگردد!»///گفتند همیشه پیرامون آن بمانیم و پراکنده نمی‌شویم تا بازگردد بسوی ما موسی‌///گفتند: «ما هرگز در پرستشی ماندگار از آن دست برنخواهیم داشت، تا موسی سوی ما بازگردد.» quran_en_fa (Moses) said: "O Aaron! what kept thee back, when thou sawest them going wrong, [هنگامی که موسی بازگشت، به هارون] گفت: ای هارون! وقتی دیدی آنان گمراه شدند چه چیز تو را مانع شد،///[هنگامی که موسی بازگشت، به هارون] گفت: ای هارون! وقتی دیدی آنان گمراه شدند چه چیز تو را مانع شد،///گفت: اى هارون، هنگامى که دیدى گمراه مى‌شوند،///موسى گفت: اى هارون! وقتى دیدى آنها گمراه شدند چه چیز مانع تو شد/// [موسى‌] گفت: «اى هارون، وقتى دیدى آنها گمراه شدند چه چیز مانع تو شد،///[هنگامى که موسى بازگشت، ‌] گفت: «اى هارون! زمانى که دیدى آنان گمراه شدند، چه چیز تو را بازداشت،///موسی (چون بازگشت با عتاب به هارون) گفت: ای هارون مانع تو چه بود که چون دیدی که قوم گمراه شدند،///[موسی آمد و برآشفت و گفت‌] ای هارون چون دیدی که گمراه شده‌اند///(موسی) گفت: «ای هارون! چرا هنگامی که دیدی آنها گمراه شدند …///گفت ای هارون چه بازداشت تو را هنگامی که دیدی اینان را گمراه شدند///(موسی) گفت: «هارون! چون دیدی آنها گمراه شدند چه چیز مانع تو شد،» quran_en_fa "From following me? Didst thou then disobey my order?" از اینکه مرا [در برخورد شدید با گمراهان] پیروی کنی؟ آیا از فرمان من سرپیچی کردی؟///از اینکه مرا [در برخورد شدید با گمراهان] پیروی کنی؟ آیا از فرمان من سرپیچی کردی؟///چرا از پى من نیامدى؟ آیا تو نیز از فرمان من سرپیچى کرده بودى؟///که از من پیروى نکنى؟ آیا امر مرا نافرمانى کردى///که از من پیروى کنى؟ آیا از فرمانم سر باز زدى؟»///از اینکه مرا [در برخورد شدید با فتنه‌گران‌] پیروى کنى؟ آیا از فرمان من سرپیچى کردى؟»///از پی من نیامدی؟ آیا نافرمانی امر من کردی؟!///چه چیزی تو را از متابعت من بازداشت؟ آیا از دستور من سرپیچی کردی؟///از من پیروی نکردی؟! آیا فرمان مرا عصیان نمودی؟!»///که پیرویم نکردی آیا عصیان ورزیدی امر مرا///«که از من پیروی نکنی‌؟ آیا از فرمانم سر باز زدی‌؟» quran_en_fa (Aaron) replied: "O son of my mother! Seize (me) not by my beard nor by (the hair of) my head! Truly I feared lest thou shouldst say, 'Thou has caused a division among the children of Israel, and thou didst not respect my word!'" گفت: ای پسر مادرم! نه ریش مرا بگیر و نه سرم را، من ترسیدم که بگویی: میان بنی اسرائیل تفرقه و جدایی انداختی و سفارش مرا [در حفظ وحدت بنی اسرائیل] رعایت نکردی.///گفت: ای پسر مادرم! نه ریش مرا بگیر و نه سرم را، من ترسیدم که بگویی: میان بنی اسرائیل تفرقه و جدایی انداختی و سفارش مرا [در حفظ وحدت بنی اسرائیل] رعایت نکردی.///گفت: اى پسر مادرم، چنگ به ریش و سر من مینداز. من ترسیدم که بگویى: تو میان بنى‌اسرائیل جدایى افکندى، و گفتار مرا رعایت نکردى.///گفت: اى پسر مادرم! ریش و سر مرا مگیر، من از آن ترسیدم که بگویى میان بنى اسرائیل تفرقه انداختى و سخنم را رعایت نکردى///گفت: «اى پسر مادرم، نه ریش مرا بگیر و نه [موى‌] سرم را، من ترسیدم بگویى: میان بنى‌اسرائیل تفرقه انداختى و سخنم را مراعات نکردى.»///[هارون] گفت: «[برادرم!] اى فرزند مادرم! [موى] ریش و سر مرا [به بازخواست] مگیر! من ترسیدم [آنها پراکنده شوند و] تو بگویى میان بنى‌اسرائیل تفرقه انداختى و سفارش مرا [در حفظ وحدت‌] پاس نداشتى!»///هارون گفت: ای برادر مهربان (بر من قهر و عتاب مکن و) سر و ریش من مگیر، ترسیدم بگویی تو میان بنی اسرائیل تفرقه انداختی و به سخنم وقعی ننهادی.///[هارون‌] گفت ای پسر مادرم ریش مرا و سرم را مگیر [و با من درشتی مکن‌] من ترسیدم که بگویی بین بنی‌اسرائیل تفرقه انداختی و سخن مرا پاس نداشتی‌///(هارون) گفت: «ای فرزند مادرم! [= ای برادر!] ریش و سر مرا مگیر! من ترسیدم بگویی تو میان بنی اسرائیل تفرقه انداختی، و سفارش مرا به کار نبستی!»///گفت ای فرزند مادرم نگیر ریش و نه سر مرا همانا ترسیدم که گوئی جدائی افکندی میان بنی اسرائیل و چشم به راه نماندی سخن مرا///گفت: «پسر مادرم! نه ریش مرا بگیر و نه سرم را، من به‌راستی ترسیدم که بگویی میان بنی‌اسرائیل تفرقه انداختی، و سخنم را مراقبت نکردی.» quran_en_fa (Moses) said: "What then is thy case, O Samiri?" [موسی] گفت: ای سامری! سبب کار [بسیار خطرناک] تو چه بود؟///[موسی] گفت: ای سامری! سبب کار [بسیار خطرناک] تو چه بود؟///گفت: و تو اى سامرى، این چه کارى بود که کردى؟///گفت: اى سامرى! این چه کارى بود که کردى/// [موسى‌] گفت: «اى سامرى، منظور تو چه بود؟»///[سپس موسى به سامرى] گفت: «اى سامرى! [منظور تو از] این کار خطرناک [و فتنه] بزرگ که کردى، چه بود؟»///آن‌گاه موسی گفت: ای سامری این فتنه چه بود که تو برپا کردی؟///[سپس رو به سامری کرد و] گفت ای سامری کار و بار تو چیست؟///(موسی رو به سامری کرد و) گفت: «تو چرا این کار را کردی، ای سامری؟!»///گفت پس چیست کار تو ای سامری‌///(موسی) گفت: «سامری! پس هدف مهم تو (از این کار) چه بود؟» quran_en_fa He replied: "I saw what they saw not: so I took a handful (of dust) from the footprint of the Messenger, and threw it (into the calf): thus did my soul suggest to me." گفت: من به حقایق و اسراری آگاه شدم که آنان آگاه نشدند، پس اندکی از دانش و اسرار رسول را گرفتم و [بر اثر هواپرستی] آن را دور انداختم [و به گوساله سازی پرداختم]؛ و این گونه نفس من [آن کار بسیار خطرناک را برای گمراه کردن بنی اسرائیل] در نظرم آراست.///گفت: من به حقایق و اسراری آگاه شدم که آنان آگاه نشدند، پس اندکی از دانش و اسرار رسول را گرفتم و [بر اثر هواپرستی] آن را دور انداختم [و به گوساله سازی پرداختم]؛ و این گونه نفس من [آن کار بسیار خطرناک را برای گمراه کردن بنی اسرائیل] در نظرم آراست.///گفت: من چیزى دیدم که آنها نمى‌دیدند. مشتى از خاکى که نقش پاى آن رسول بر آن بود برگرفتم و در آن پیکر افکندم و نفس من این کار را در چشم من بیاراست.///گفت: من چیزى دیدم که آنها ندیدند، پس مشتى از رد پاى فرستاده [خدا، جبرئیل‌] برداشتم و آن را [در آتش‌] انداختم و نفس من این گونه برایم بیاراست///گفت: «به چیزى که [دیگران‌] به آن پى نبردند، پى بردم، و به قدر مشتى از رد پاى فرستاده [خدا، جبرئیل‌] برداشتم و آن را در پیکر [گوساله‌] انداختم، و نفس من برایم چنین فریبکارى کرد.»///[سامرى] گفت: «من به چیزى پى بردم که [دیگران] به آن پى نبردند، من مشتى از آثار رسول را برگرفتم، پس آن را افکندم و این­گونه نفسم این کار را در نظرم آراست [و فریب داد].»///سامری گفت: من چیزی را دیدم که قوم ندیدند، من مشتی خاک از اثر قدم رسول (حق، جبرئیل) برگرفته و (در گوساله) ریختم و نفس من چنین (فتنه انگیزی را) به نظرم جلوه داد.///[سامری‌] گفت من چیزی را دیدم که دیگران ندیده بودند، و مشتی از خاک پای جبرئیل برگرفتم، و آن را [در خمیر مایه گوساله‌] انداختم، و بدین‌سان بود که نفسم بدی را به من آراسته جلوه داد///گفت: «من چیزی دیدم که آنها ندیدند؛ من قسمتی از آثار رسول (و فرستاده خدا) را گرفتم، سپس آن را افکندم، و اینچنین (هوای) نفس من این کار را در نظرم جلوه داد!»///گفت دیدم آنچه را ندیدندش پس برگرفتم مشتی از جای پای فرستاده را پس افکندمش و بدینسان آراست برای من دلم‌///گفت: «به چیزی که آنان به آن پی نبردند پی بردم، پس مشتی از اثر (رسالتی آن) رسول [: موسی] برگرفتم، سپس آن را فرو انداختم (که حق را به چهره‌ی باطل نمودم و با این آنان را از توحید به شرک افکندم) و نفس اماره‌ام برایم اینچنین فریبکاری کرد.» quran_en_fa (Moses) said: "Get thee gone! but thy (punishment) in this life will be that thou wilt say, 'touch me not'; and moreover (for a future penalty) thou hast a promise that will not fail: Now look at thy god, of whom thou hast become a devoted worshipper: We will certainly (melt) it in a blazing fire and scatter it broadcast in the sea!" [موسی] گفت: پس [از میان مردم] برو، یقینا کیفر تو [به خاطر دور انداختن آثار رسالت و ساختن گوساله] در زندگی این است که [دچار بیماری مسری ویژه‌ای شوی تا هر کس نزدیکت آید بگویی:] به من دست نزنید؛ و تو را وعده گاهی [از عذاب بسیار سخت قیامت] است که هرگز نسبت به تو از آن تخلف نخواهد شد، و [اکنون] به معبودت که همواره ملازمش بودی نگاه کن که حتما آن را در آتش بسوزانیم، سپس سوخته‌اش را در دریا می‌پاشیم.///[موسی] گفت: پس [از میان مردم] برو، یقینا کیفر تو [به خاطر دور انداختن آثار رسالت و ساختن گوساله] در زندگی این است که [دچار بیماری مسری ویژه‌ای شوی تا هر کس نزدیکت آید بگویی:] به من دست نزنید؛ و تو را وعده گاهی [از عذاب بسیار سخت قیامت] است که هرگز نسبت به تو از آن تخلف نخواهد شد، و [اکنون] به معبودت که همواره ملازمش بودی نگاه کن که حتما آن را در آتش بسوزانیم، سپس سوخته‌اش را در دریا می‌پاشیم.///گفت: برو، در زندگى این دنیا چنان شوى که پیوسته بگویى: «به من نزدیک مشو.» و نیز تو را وعده‌اى است که از آن رها نشوى و اینک به خدایت که پیوسته عبادتش مى‌کردى بنگر که مى‌سوزانیمش و به دریایش مى‌افشانیم.///گفت: پس دور شو که تو تا زنده هستى باید [چنان مریض شوى که‌] هر کس به تو نزدیک شود] بگویى به من دست نزنید! و تو را وعده‌گاه [عذابى‌] است که هرگز در مورد آن با تو تخلف نشود، و [اینک‌] به آن معبودى که در عبادتش بودى بنگر که آن را مى‌سوزانیم سپس [خاکستر]///گفت: «پس برو که بهره تو در زندگى این باشد که [به هر که نزدیک تو آمد] بگویى: [به من‌] دست مزنید و تو را موعدى خواهد بود که هرگز از آن تخلف نخواهى کرد، و [اینک‌] به آن خدایى که پیوسته ملازمش بودى بنگر، آن را قطعا مى‌سوزانیم و خاکسترش مى‌کنیم [و] در دریا فرو مى‌پاشیم.»///[موسى] گفت: «پس برو! [دور شو!] همانا بهره‌ى تو در دنیا این است که [به دردى مبتلا خواهى شد که پیوسته] مى‌گویى: «به من دست نزنید!» و براى تو [در آخرت] میعادگاهى است که هرگز از آن تخلف نخواهد شد و [اکنون] به سوى معبودت که پیوسته آن را می‌پرستیدى، بنگر! ما آن را مى‌سوزانیم [و] خاکستر و ذرات آن را به دریا خواهیم پاشید.///موسی گفت: از میان ما برو که تو در زندگانی دنیا (به مرضی معذب خواهی شد که همه از تو متنفر شوند و) دایم گویی کسی مرا نزدیک نشود، و (در آخرت) هم وعده‌گاهی (در دوزخ) داری که با تو تخلف نخواهد شد، و اکنون این خدایت را که بر پرستش و خدمتش ایستادی بنگر که آن را در آتش می‌سوزانیم و خاکسترش را به آب دریا می‌دهیم.///گفت پس برو و بدان که جزای تو این است که در زندگی بگویی به من نزدیک مشوید، و برای تو موعدی است که در آن با تو خلاف نشود، و به «خدایت» که در خدمتش معتکف بودی بنگر که می‌سوزانیمش، سپس آن را بر دریا می‌افشانیم‌///(موسی) گفت: «برو، که بهره تو در زندگی دنیا این است که (هر کس با تو نزدیک شود) بگوئی «با من تماس نگیر!» و تو میعادی (از عذاب خدا) داری، که هرگز تخلف نخواهد شد! (اکنون) بنگر به این معبودت که پیوسته آن را پرستش می‌کردی! و ببین ما آن را نخست می‌سوزانیم؛ سپس ذرات آن را به دریا می‌پاشیم!///گفت برو که تو را است در زندگی آنکه گوئی نیست سودنی (دست به من سوده نگرد) و همانا تو را وعده‌گاهی است که خلف کرده نشوی و بنگر بسوی خدایت آنکه پیوسته بر آن معتکفی که بسوزانیمش البته و سپس بپراکنیمش در دریا پراکندنی،///گفت: «پس برو که بهره‌ی تو بی‌گمان در زندگی این باشد که (به هر که نزدیک تو آمد) بگویی (با من) هیچ‌گونه تماسی نیست. " و بی‌گمان برایت وعده‌گاهی است که هرگز از آن بازداشته نخواهی شد. و (اینک) به آن خدایی که پیوسته برایش سر فرود آوردی بنگر. همانا آن را به شدت همی سوزانیم، سپس همانا به خاکسترش همواره تبدیل می‌کنیم، پس آن‌گاه در دریا غباروار فرو می‌پاشیم، فرو پاشیدنی (چشمگیر) quran_en_fa But the god of you all is the One Allah: there is no god but He: all things He comprehends in His knowledge. معبود شما فقط خدای یکتاست که جز او معبودی نیست، دانش او همه چیز را فرا گرفته است.///معبود شما فقط خدای یکتاست که جز او معبودی نیست، دانش او همه چیز را فرا گرفته است.///جز این نیست که خداى شما الله است که هیچ خدایى جز او نیست و علمش همه چیز را در برگرفته است.///معبود شما تنها آن خدایى است که جز او معبودى نیست و علم او همه چیز را در بر گرفته است/// «معبود شما تنها آن خدایى است که جز او معبودى نیست، و دانش او همه چیز را در بر گرفته است.»///[اى قوم من!] همانا معبود شما «الله» است که معبودى جز او نیست [و] علم او همه چیز را فرا‌گرفته است.»///تنها خدای شما آن یگانه خدایی است که جز او هیچ خدایی نیست و علمش به همه ذرات عوالم هستی محیط است.///همانا خدای شما خداوند است که خدایی جز او نیست، که علمش بر همه چیز احاطه دارد///معبود شما تنها خداوندی است که جز او معبودی نیست؛ و علم او همه چیز را فرا گرفته است!»///جز این نیست که خدای شما خداوندی است که نیست خدائی جز او فراگرفته است همه چیز را به دانش‌///«معبود شما تنها (آن) خدایی است که جز او هرگز معبودی نیست. و علمش همه چیز را در برگرفته است.» quran_en_fa Thus do We relate to thee some stories of what happened before: for We have sent thee a Message from Our own Presence. این گونه بخشی از اخبار گذشته را برای تو بیان می‌کنیم و بی تردید ذکری [چون قرآن] از نزد خود به تو عطا کردیم.///این گونه بخشی از اخبار گذشته را برای تو بیان می‌کنیم و بی تردید ذکری [چون قرآن] از نزد خود به تو عطا کردیم.///اینچنین خبرهاى گذشته را براى تو حکایت مى‌کنیم. و به تو از جانب خود قرآن را عطا کردیم.///این گونه از اخبار مهم گذشته بر تو حکایت مى‌کنیم، و همانا از طرف خود به تو [در قرآن‌] ذکرى داده‌ایم///این گونه از اخبار پیشین بر تو حکایت مى‌رانیم، و مسلما به تو از جانب خود قرآنى داده‌ایم.///[اى پیامبر!] ما این­گونه از اخبار گذشته بر تو حکایت مى‌کنیم و ما از جانب خویش به تو ذکری [چون قرآن] داده‌ایم.///و ما اخبار گذشتگان دیگر را این چنین بر تو حکایت خواهیم کرد و از نزد خود این ذکر (یعنی کتاب عظیم الشأن قرآن) را به تو عطا کردیم.///بدین‌سان بر تو از اخبار گذشته می‌خوانیم و به راستی از سوی خویش به تو پندآموزی بخشیده‌ایم‌///این گونه بخشی از اخبار پیشین را برای تو بازگو می‌کنیم؛ و ما از نزد خود، ذکر (و قرآنی) به تو دادیم!///بدینسان خوانیم بر تو از داستانهای آنچه بگذشت و همانا آوردیم تو را از نزد خویش یادآوری را///این گونه (ما) از اخبار مهم گذشته، بر تو گزینش می‌کنیم، و بی‌گمان تو را از جانب خودمان یادواره‌ای (روشنگر) دادیم. quran_en_fa If any do turn away therefrom, verily they will bear a burden on the Day of judgment; کسانی که از آن روی برگردانند، مسلما روز قیامت وزر و وبال سنگینی بر دوش خواهند کشید.///کسانی که از آن روی برگردانند، مسلما روز قیامت وزر و وبال سنگینی بر دوش خواهند کشید.///هر کس که از آن رخ برتابد روز قیامت بار گناه بر دوش مى‌کشد.///هر کس از آن روى برتابد، روز قیامت بار گناهى بر دوش مى‌کشد///هر کس از [پیروى‌] آن روى برتابد، روز قیامت بار گناهى بر دوش مى‌گیرد.///پس هرکس از آن روى­برگرداند، قطعا در روز قیامت، بار سنگینى را بر دوش خواهد کشید.///هر کس از این ذکر اعراض کند روز قیامت بار سنگینی از گناه را به دوش خواهد داشت.///هرکس از آن روی برتابد، روز قیامت بار گناهی بر دوش کشد///هر کس از آن روی گردان شود، روز قیامت بار سنگینی (از گناه و مسؤولیت) بر دوش خواهد داشت!///آنکه روی برگرداند از آن همانا بردارد روز قیامت گناهی را///هر کس از (پیروی) آن روی گرداند، او بی‌گمان روز قیامت باری گران بر دوش می‌گیرد. quran_en_fa They will abide in this (state): and grievous will the burden be to them on that Day,- در آن [وزر و وبال،] جاودانه‌اند و چه بد باری روز قیامت برای آنان خواهد بود.///در آن [وزر و وبال،] جاودانه‌اند و چه بد باری روز قیامت برای آنان خواهد بود.///در آن کار همواره بمانند. و بار روز قیامت برایشان بار بدى است.///پیوسته در آن حال مى‌مانند، و بد بارى در روز قیامت خواهند داشت///پیوسته در آن [حال‌] مى‌ماند، و چه بد بارى روز قیامت خواهند داشت.///براى همیشه در آن خواهند ماند و چه بد بارى است براى آنها، در روز قیامت!///اینان در عذاب آن اعمال زشت مخلدند و سخت است بسی در قیامت بار اعمال زشتی که به دوش گرفته‌اند.///جاودانه در آن [عذاب‌] می‌مانند و در روز قیامت سربار بدی برای آنهاست‌///در حالی که جاودانه در آن خواهند ماند؛ و بد باری است برای آنها در روز قیامت!///جاودانند در آن و بد است ایشان را روز قیامت باری‌///حال آنکه در آن ماندگارند و روز رستاخیز چه بد باری است برایشان. quran_en_fa The Day when the Trumpet will be sounded: that Day, We shall gather the sinful, blear-eyed (with terror). [آن] روزی که در صور دمیده می‌شود و گنهکاران را در آن روز، کبودچشم و نابینا محشور می‌کنیم.///[آن] روزی که در صور دمیده می‌شود و گنهکاران را در آن روز، کبودچشم و نابینا محشور می‌کنیم.///روزى که در صور دمیده شود و مجرمان را در آن روز، کبودچشم گرد مى‌آوریم.///روزى که در صور دمیده شود، و آن روز مجرمان را با چشم کبود محشور مى‌کنیم/// [همان‌] روزى که در صور دمیده مى‌شود، و در آن روز مجرمان را کبودچشم برمى‌انگیزیم.///روزى که در صور دمیده مى‌شود و ما در آن روز، مجرمان را با چشمان تیره محشور مى‌کنیم.///روزی که در صور دمیده شود و (در آن روز) بدکاران را کبود چشم محشور کنیم (و چشم کبودشان نشانه جرم خواهد بود).///همان روزی که در صور دمیده شود، و ما گناهکاران را در آن روز سبز چشم محشور گردانیم‌///همان روزی که در «صور» دمیده می‌شود؛ و مجرمان را با بدنهای کبود، در آن روز جمع می‌کنیم!///روزی که دمیده شود در صور و گردآریم گنهکاران را در آن روز سبزچشمان (کور)///(همان) روزی که در صور [: بوق جان‌افزا] دمیده می‌شود و در آن روز مجرمان را کبودچشم - بدون برگشت- گردآوری می‌کنیم. quran_en_fa In whispers will they consult each other: "Yet tarried not longer than ten (Days); در میان خودشان پنهانی و بسیار آهسته می‌گویند: که [در برزخ] جز ده روز درنگ نکرده‌اید.///در میان خودشان پنهانی و بسیار آهسته می‌گویند: که [در برزخ] جز ده روز درنگ نکرده‌اید.///آهسته با هم سخن مى‌گویند که ده روز بیش نیارمیده‌اید.///میان خود آهسته با هم مى‌گویند: شما در دنیا جز ده روز به سر نبرده‌اید///میان خود به طور پنهانى با یکدیگر مى‌گویند: «شما [در دنیا] جز ده [روز، بیش‌] نمانده‌اید.»///[آنها] میان خویش آهسته با یکدیگر مى‌گویند: «شما [در دنیا] ده روزى بیش درنگ نداشته‌اید.»///و آنها (از هول و هراس آن روز) با یکدیگر آهسته زیر لب گویند که (ای افسوس) ده روزی بیش (در زندگی دنیا) درنگ نکردید (و نعمت ابدی بهشت را برای دنیای فانی از دست بدادید).///آهسته در میان خود سخن گویند که جز ده روز [در دنیا] به سر نبرده‌اید///آنها آهسته با هم گفتگو می‌کنند؛ (بعضی می‌گویند:) شما فقط ده (شبانه روز در عالم برزخ) توقف کردید! (و نمی‌دانند چقدر طولانی بوده است!)///آهسته گویند میان خود را نماندید مگر ده روز///میان خود، پنهانی با یکدیگر می‌گویند: «پیش از این (در برزخ) بیش از ده روز نمانده‌اید.» quran_en_fa We know best what they will say, when their leader most eminent in conduct will say: "Ye tarried not longer than a day!" ما به آنچه می‌گویند داناتریم، آن گاه که منصف ترینشان می‌گوید: جز یک روز درنگ نکرده‌اید،///ما به آنچه می‌گویند داناتریم، آن گاه که منصف ترینشان می‌گوید: جز یک روز درنگ نکرده‌اید،///ما به گفتار آنان آگاه‌تریم آنگاه که نیکوروشترین آنها مى‌گوید: جز یک روز نیارمیده‌اید.///ما داناتریم به آنچه مى‌گویند آن‌گاه که رهیافته‌ترین آنها مى‌گوید: فقط یک روز مانده‌اید///ما داناتریم به آنچه مى‌گویند، آنگاه که نیک‌آیین‌ترین آنان مى‌گوید: «جز یک روز، بیش نمانده‌اید.»///[البته] ما به آنچه آنها می‌گویند، داناتریم، آن‌گاه که بهترین آنان در رفتار، مى‌گوید: «شما یک روز [بیشتر] درنگ نکردید!»///ما به آنچه می‌گویند بهتر آگاهیم، که از آن بدکاران بهتر و درست‌ترینشان به آنها خواهد گفت: شما روزی بیش درنگ نکردید (دریغا چه زود عمر در شهوت و معصیت بگذشت و جرم و عقابش بماند!)///ما به آنچه می‌گویند آگاهتریم آنگاه که رهیافته‌ترین آنها به ایشان گوید جز [به اندازه‌] یک روز به سر نبرده‌اید///ما به آنچه آنها می‌گویند آگاهتریم، هنگامی که نیکوروش‌ترین آنها می‌گوید: «شما تنها یک روز درنگ کردید!»///ما داناتریم بدانچه گویند گاهی که گوید بهترین ایشان در روش نماندید مگر یک روز///ما به آنچه می‌گویند داناتریم. چون شایسته‌ترین (و) راهوارترینشان می‌گوید: «بیش از یک روز نمانده‌اید.» quran_en_fa They ask thee concerning the Mountains: say, "My Lord will uproot them and scatter them as dust; و از تو درباره کوه‌ها می‌پرسند، بگو: پروردگارم آنان را ریشه کن می‌کند و از هم می‌پاشد.///و از تو درباره کوه‌ها می‌پرسند، بگو: پروردگارم آنان را ریشه کن می‌کند و از هم می‌پاشد.///تو را از کوه‌ها مى‌پرسند. بگو: پروردگار من همه را پراکنده مى‌سازد.///و از تو در باره‌ى کوه‌ها مى‌پرسند. بگو: پروردگارم آنها را [در قیامت‌]، به طور کامل از هم مى‌پاشد///و از تو در باره کوهها مى‌پرسند، بگو: «پروردگارم آنها را [در قیامت‌] ریز ریز خواهد ساخت،///و از تو درباره‌ى کوه‌ها [در قیامت] مى‌پرسند، بگو: «پروردگار من آنها را از بن برکنده و متلاشى مى‌کند.///و (ای رسول) از تو پرسند که کوهها (در روز قیامت) چه می‌شود؟ جواب ده که خدای من کوهها را چنان از بنیاد برکند که خاک شده و خاکش بر باد دهد.///و از تو درباره کوهها می‌پرسند بگو پروردگارم آنها را پخش و پریشان می‌کند///و از تو درباره کوه‌ها سؤال می‌کنند؛ بگو: «پروردگارم آنها را (متلاشی کرده) برباد می‌دهد!///بپرسندت از کوه‌ها بگو بپراکندشان (برافشاندشان) پروردگار من پراکندنی‌///و از تو درباره‌ی کوه‌ها می‌پرسند. پس بگو: «پروردگارم آنها را (در قیامت) غباری سخت پراکنده خواهد ساخت،» quran_en_fa "He will leave them as plains smooth and level; پس آنها را به صورت دشتی هموار و صاف وامی گذارد،///پس آنها را به صورت دشتی هموار و صاف وامی گذارد،///و آنها را به زمینى هموار بدل مى‌کند؛///پس آنها را به صورت بایر و هموار وا مى‌گذارد///پس آنها را پهن و هموار خواهد کرد،///پس آنها را [همچون] کویرى صاف و هموار، رها مى‌سازد.///آن‌گاه پست و بلندیهای زمین را چنان هموار گرداند.///و زمین را همچون دشتی هموار رها می‌کند///سپس زمین را صاف و هموار و بی‌آب و گیاه رها می‌سازد …///پس می‌گذارد آنها را زمینی هموار///«پس آنها را پهن و هموار و تهی از گیاه (و تباه) خواهد کرد،» quran_en_fa "Nothing crooked or curved wilt thou see in their place." که در آن هیچ کژی و پستی و بلندی نمی‌بینی.///که در آن هیچ کژی و پستی و بلندی نمی‌بینی.///در آن هیچ کجى و پستى و بلندى نمى‌بینى.///که در آن نه پستى بینى و نه بلندى///نه در آن کژى مى‌بینى و نه ناهموارى.///که در آن هیچ پستى و بلندى مشاهده نمى‌کنى.»///که در آن ابدا هیچ بلندی و پستی نخواهی دید.///که در آن نه نشیبی می‌بینی و نه فرازی‌///به گونه‌ای که در آن، هیچ پستی و بلندی نمی‌بینی!»///که نبینی در آن کجی و نه بلندی را///«نه در آن کژی می‌بینی و نه ناهمواری.» quran_en_fa On that Day will they follow the Caller (straight): no crookedness (can they show) him: all sounds shall humble themselves in the Presence of (Allah) Most Gracious: nothing shalt thou hear but the tramp of their feet (as they march). در آن روز همه انسان‌ها دعوت کننده را که هیچ انحرافی ندارد [برای ورود به محشر] پیروی می‌کنند و صداها در برابر [خدای] رحمان فرو می‌نشیند و جز صدایی آهسته [چیزی] نمی‌شنوی.///در آن روز همه انسان‌ها دعوت کننده را که هیچ انحرافی ندارد [برای ورود به محشر] پیروی می‌کنند و صداها در برابر [خدای] رحمان فرو می‌نشیند و جز صدایی آهسته [چیزی] نمی‌شنوی.///در آن روز از پى آن داعى که هیچ کژى را در او راه نیست روان گردند. و صداها در برابر خداى رحمان به خشوع مى‌گراید و از هیچ کس جز صداى پایى نخواهى شنید.///در آن روز مردم از پى آن منادى [الهى‌] بدون تخطى، حرکت مى‌کنند، و صداها در مقابل خداى رحمان خاشع مى‌گردد، و جز صداى آهسته [و زیر لب‌] چیزى نمى‌شنوى///در آن روز، [همه مردم‌]، داعى [حق‌] را -که هیچ انحرافى در او نیست- پیروى مى‌کنند، و صداها در مقابل [خداى‌] رحمان خاشع مى‌گردد، و جز صدایى آهسته نمى‌شنوى.///در آن روز، [مردم] از دعوت‌کننده‌اى که [هیچ] انحرافى ندارد، پیروى می‌کنند. [و گوش به صداى اسرافیل هستند.] و همه‌ی صداها در برابر [عظمت خدا] رحمان فرومی‌نشیند. پس جز صدایى آهسته [چیزى‌] نمی‌شنوی.///در آن روز خلایق همه از پی کسی که آنها را به راه مستقیم به عرصه قیامت دعوت کند (یعنی اسرافیل) ناچار خواهند رفت، و صداها پیش خدای رحمان خاشع و خاموش گردد که جز زیر لب و آهسته صدایی نخواهی شنید.///در آن روز همه از منادی [اسرافیل‌] پیروی می‌کنند، که در کارش هیچ‌گونه کژی نیست، و صداها همه در برابر خدای رحمان به خاموشی گراید، آنگاه جز نوایی نرم نشنوی‌///در آن روز، همه از دعوت کننده الهی پیروی نموده، و قدرت بر مخالفت او نخواهند داشت (و همگی از قبرها برمی‌خیزند)؛ و همه صداها در برابر (عظمت) خداوند رحمان، خاضع می‌شود؛ و جز صدای آهسته چیزی نمی‌شنوی!///در آن روز پیروی کنند دعوت‌کننده را نیست کجی برایش و پست شد آوازها برای خداوند مهربان پس نشنوی جز آهسته را///در چنان روزی (همه‌ی مردم) داعی (حق) را - که هیچ انحرافی برایش نیست - (خواه ناخواه) پیروی می‌کنند. و کل صداها برای (خدای) رحمان فرو کاسته بوده. پس هرگز جز صدایی آهسته نمی‌شنوی. quran_en_fa On that Day shall no intercession avail except for those for whom permission has been granted by (Allah) Most Gracious and whose word is acceptable to Him. در آن روز شفاعت کسی سودی ندهد مگر آنکه [خدای] رحمان به او اذن دهد و گفتارش را [در مورد شفاعت از دیگران] بپسندد.///در آن روز شفاعت کسی سودی ندهد مگر آنکه [خدای] رحمان به او اذن دهد و گفتارش را [در مورد شفاعت از دیگران] بپسندد.///در آن روز شفاعت سود ندهد، مگر آن را که خداى رحمان اجازت دهد و سخنش را بپسندد.///آن روز شفاعت بى‌فایده است، مگر [شفاعت‌] آن کس که خداى رحمان به او اذن دهد و از گفته او راضى باشد///در آن روز، شفاعت [به کسى‌] سود نبخشد، مگر کسى را که [خداى‌] رحمان اجازه دهد و سخنش او را پسند آید.///در آن روز، شفاعت [هیچ‌کس] سودى ندارد، مگر کسى که [خداى] رحمان به او اجازه دهد و از گفتار او [در مورد شفاعت دیگران‌] راضى باشد.///در آن روز، شفاعت هیچ‌کس سود نبخشد جز آن‌کس که خدای رحمان به او رخصت شفاعت داده و سخنش را پسندیده باشد.///در آن روز شفاعت سودی ندارد مگر برای کسی که خداوند رحمان به او اجازه دهد و از سخن او خشنود باشد///در آن روز، شفاعت هیچ کس سودی نمی‌بخشد، جز کسی که خداوند رحمان به او اجازه داده، و به گفتار او راضی است.///در آن روز سود ندهد شفاعت مگر آن را که اذن دادش خدای مهربان و خوشنود شد برایش گفتار را///در آن هنگام (و هنگامه)، هیچ‌گونه شفاعتی سود نبخشد، مگر کسی را که (خدای) رحمان اجازه داده و سخنش خدا را پسند آمده. quran_en_fa He knows what (appears to His creatures as) before or after or behind them: but they shall not compass it with their knowledge. [خدا] آنچه را [از احوال و اعمال بندگان] پیش روی آنهاست و آنچه را [از ثواب و کیفر] در آینده دارند، می‌داند و آنان از جهت دانش به او احاطه ندارند،///[خدا] آنچه را [از احوال و اعمال بندگان] پیش روی آنهاست و آنچه را [از ثواب و کیفر] در آینده دارند، می‌داند و آنان از جهت دانش به او احاطه ندارند،///هر چه را در پیش روى آنهاست و هر چه را در پشت سرشان است مى‌داند و علم آنان او را در بر نگیرد.///خداوند آینده و گذشته‌شان را مى‌داند و آنان به او احاطه علمى ندارند///آنچه را که آنان در پیش دارند و آنچه را که پشت سر گذاشته‌اند مى‌داند، و حال آنکه ایشان بدان دانشى ندارند.///[خداوند] به آنچه آنان در پیش روى دارند و آنچه [در دنیا] پشت سر گذاشته‌اند، آگاه است؛ ولى مردم بر او احاطه علمى ندارند.///و خدا (به علم ازلی) بر همه آینده و گذشته خلایق آگاه است و خلق را ابدا به او احاطه و آگاهی نیست.///آنچه پیش‌رو و آنچه پشت‌سرشان است، می‌داند و آنان به او احاطه علمی ندارند///آنچه را پیش رو دارند، و آنچه را (در دنیا) پشت سرگذاشته‌اند می‌داند؛ ولی آنها به (علم) او احاطه ندارند!///می‌داند آنچه را پیش روی ایشان و آنچه پشت سر ایشان است فرانگیرندش به دانش‌///آنچه را که آنان در پیش دارند و آنچه را در پشت (سر) شان دارند می‌داند، و (آنان) هیچ‌گونه احاطه‌ی علمی به او ندارند. quran_en_fa (All) faces shall be humbled before (Him) - the Living, the Self-Subsisting, Eternal: hopeless indeed will be the man that carries iniquity (on his back). و همه چهره‌ها در برابر [خدای] زنده قائم به ذات خاضع و فروتن می‌شوند، و کسی که بار ظلم و ستمی با خود برداشت، مسلما محروم و ناامید شود،///و همه چهره‌ها در برابر [خدای] زنده قائم به ذات خاضع و فروتن می‌شوند، و کسی که بار ظلم و ستمی با خود برداشت، مسلما محروم و ناامید شود،///و چهره‌ها در برابر خداى زنده پاینده خاضع مى‌شود و هر که بار کفر بر دوش مى‌کشد نومید مى‌گردد.///و در آن روز چهره‌ها در برابر [خداى‌] زنده‌ى پاینده خاضع شوند و هر که بار ستم برداشت مأیوس و زیانکار گردد///و چهره‌ها براى آن [خداى‌] زنده پاینده خضوع مى‌کنند، و آن کس که ظلمى بر دوش دارد نومید مى‌ماند.///و [در آن روز] همه‌ى چهره‌ها در برابر خداوند زنده‌ى پاینده، خوار و فروتن مى‌شود و البته هر کس که بار ستم برداشت، نومید و زیانکار است.///و بزرگان عالم همه در پیشگاه عزت آن خدای حی توانا ذلیل و خاضعند و (در آن روز) هر که بار ظلم و ستم به دوش دارد سخت زبون و زیانکار است.///و سرها در برابر [پروردگار] زنده پاینده فرود آید، و هر کسی بار ستمی برداشته باشد، نومید گردد///و (در آن روز) همه چهره‌ها در برابر خداوند حی قیوم، خاضع می‌شود؛ و مأیوس (و زیانکار) است آن که بار ستمی بر دوش دارد!///و خوار شدند چهره‌ها برای خدای زنده پاینده و همانا زیانکار شد آنکه برداشت ستمی را///و همه‌ی چهره‌ها برای آن (خدای) زنده‌ی پاینده‌ی نگهدارنده توجه کردند، حال آنکه بی‌چون آن کس که ظلمی بر دوش داشته زیان کرده است. quran_en_fa But he who works deeds of righteousness, and has faith, will have no fear of harm nor of any curtailment (of what is his due). و هر که کارهای شایسته انجام دهد، در حالی که مؤمن باشد، نه از ستمی [درباره حقش] بیم و هراس خواهد داشت و نه از کاستی و نقصانی [در اجر و مزدش.]///و هر که کارهای شایسته انجام دهد، در حالی که مؤمن باشد، نه از ستمی [درباره حقش] بیم و هراس خواهد داشت و نه از کاستی و نقصانی [در اجر و مزدش.]///و هر کس که کارهاى شایسته کند و مؤمن باشد، نباید از هیچ ستمى و شکستى بهراسد.///و هر کس کارهاى شایسته به جا آورد در حالى که مؤمن باشد، نه از ستمى مى‌هراسد و نه از پایمال شدن///و هر کس کارهاى شایسته کند، در حالى که مؤمن باشد، نه از ستمى مى‌هراسد و نه از کاسته شدن [حقش‌].///و هر کس برخى [کارهاى‌] نیکو انجام دهد و مؤمن باشد، از هیچ ستم وکاستى [در پاداشش] نمى‌ترسد.///و هر کس اعمالش نیکو است و (به خدا هم) ایمان دارد از هیچ ستم و آسیبی بیمناک نخواهد بود.///و هرکس که کارهای شایسته کرده باشد و مؤمن باشد از ستم و کاستی [در پاداشش‌] نترسد///(اما) آن کس که کارهای شایسته انجام دهد، در حالی که مؤمن باشد، نه از ظلمی می‌ترسد، و نه از نقصان حقش.///و آنکه بکند از شایسته‌ها حالی که مؤمن باشد پس نترسد ستمی را و نه پایمال‌شدن را///و هر کس در حال ایمان کارهای شایسته کند از هیچ ستمی و نه از هیچ کم و کاستی نمی‌هراسد. quran_en_fa Thus have We sent this down - an arabic Qur'an - and explained therein in detail some of the warnings, in order that they may fear Allah, or that it may cause their remembrance (of Him). و این گونه آن را قرآنی به زبان عربی [فصیح و گویا] نازل کردیم، و در آن هشدارها و تهدیدهای گوناگون آوردیم، امید است [از عقاید و آرای بی پایه و گناه و طغیان] بپرهیزند، یا برای آنان بیداری و هشیاری پدید آورد.///و این گونه آن را قرآنی به زبان عربی [فصیح و گویا] نازل کردیم، و در آن هشدارها و تهدیدهای گوناگون آوردیم، امید است [از عقاید و آرای بی پایه و گناه و طغیان] بپرهیزند، یا برای آنان بیداری و هشیاری پدید آورد.///اینچنین آن را قرآنى عربى نازل کردیم و در آن گونه‌گون هشدار دادیم، شاید بترسند یا پندى تازه گیرند.///و این گونه آن را قرآنى عربى نازل کردیم و در آن از انواع هشدارها سخن آوردیم، شاید تقوا پیش گیرند یا پندى براى آنها پدید آرد///و این گونه آن را [به صورت‌] قرآنى عربى نازل کردیم، و در آن از انواع هشدارها سخن آوردیم، شاید آنان راه تقوا در پیش گیرند، یا [این کتاب‌] پندى تازه براى آنان بیاورد.///و بدین‌سان ما آن را قرآنى عربى نازل کردیم و در آن با انواع بیان‌ها، هشدار دادیم، شاید آنها پروا کنند یا برایشان پندى پدید آید.///و ما این‌گونه این (قرآن عظیم) را قرآنی با فصاحت کامل عربی بر تو فرستادیم و در آن وعده‌ها و اهوال قیامت را به انواع گوناگون تذکر دادیم، باشد که مردم پرهیزکار شوند یا پندی از نو بر ایشان آورد.///و بدین‌سان آن را به صورت قرآنی عربی نازل کردیم و در آن گونه‌گونه هشدار آوردیم، باشد که پروا پیشه کنند، یا پندی برای آنان پدید آورد///و این گونه آن را قرآنی عربی [= فصیح و گویا] نازل کردیم، و انواع وعیدها (و انذارها) را در آن بازگو نمودیم، شاید تقوا پیشه کنند؛ یا برای آنان تذکری پدید آورد!///و بدینسان فرستادیمش قرآنی عربی و گردانیدیم در آن از تهدید شاید پرهیزکاری کنند یا پدید آرد برای ایشان یادآوری را///و این‌گونه آن را (به صورت) قرآنی (بس) روشن نازل کردیم، و در آن از انواع هشدارها (سخن) آوردیم (تا) شاید آنان تقوا پیشه کنند یا (این کتاب) یاد تازه‌ای برایشان ایجاد کند. quran_en_fa High above all is Allah, the King, the Truth! Be not in haste with the Qur'an before its revelation to thee is completed, but say, "O my Lord! advance me in knowledge." برتر و بلند مرتبه است خدا [ی یگانه] که فرمانروای هستی و حق محض است؛ و پیش از آنکه وحی کردن قرآن بر تو پایان گیرد در خواندنش شتاب مکن، و بگو: پروردگارا! دانش مرا بیفزای.///برتر و بلند مرتبه است خدا [ی یگانه] که فرمانروای هستی و حق محض است؛ و پیش از آنکه وحی کردن قرآن بر تو پایان گیرد در خواندنش شتاب مکن، و بگو: پروردگارا! دانش مرا بیفزای.///پس برتر است خداى یکتا آن پادشاه راستین. و پیش از آنکه وحى به پایان رسد در خواندن قرآن شتاب مکن. و بگو: اى پروردگار من، به علم من بیفزاى.///پس بلند مرتبه است خدا آن فرمانرواى که حق و در خواندن قرآن پیش از آن که وحى آن بر تو پایان یابد شتاب مکن، و بگو: پروردگارا! بر دانشم بیفزاى///پس بلندمرتبه است خدا، فرمانرواى بر حق، و در [خواندن‌] قرآن، پیش از آنکه وحى آن بر تو پایان یابد، شتاب مکن، و بگو: «پروردگارا، بر دانشم بیفزاى.»///پس [بدان که] بلندمرتبه است خداى فرمانرواى بر حق! و تو [اى پیامبر!] بر خواندن قرآن، پیش از آنکه وحى آن بر تو پایان یابد، شتاب مکن و بگو: «پروردگارا! بر دانش من بیافزاى!»///پس بلند مرتبه است و بزرگوار خدایی که به حق و راستی پادشاه ملک وجود است و تو (ای رسول) پیش از آنکه وحی قرآن تمام و کامل به تو رسد تعجیل در (تلاوت و تعلیم) آن مکن و دائم بگو: پروردگارا بر علم من بیفزا.///بزرگا خداوندی که پادشاه بر حق است، و در [باز خوانی‌] قرآن پیش از به پایان رسیدن وحی آن شتاب مکن، و بگو پروردگارا مرا دانش‌افزای‌///پس بلندمرتبه است خداوندی که سلطان حق است! پس نسبت به (تلاوت) قرآن عجله مکن، پیش از آنکه وحی آن بر تو تمام شود؛ و بگو: «پروردگارا! علم مرا افزون کن!»///پس برتر است خدا پادشاه حق و نشتاب به قرآن پیش از آنکه گذرانده شود بسوی تو وحیش و بگو پروردگارا بیفزای مرا دانش‌///پس بسی بلندمرتبه است خدا، (آن) فرمانروای (تمام) حق (و حقیقت). و در (خواندن) قرآن- پیش از آنکه وحی آن فراسویت حکم شود (و در رسد) - شتاب مکن، و بگو: «پروردگارم! بر دانشم بیفزای‌.» quran_en_fa We had already, beforehand, taken the covenant of Adam, but he forgot: and We found on his part no firm resolve. یقینا پیش از این به آدم سفارش کردیم [که از میوه آن درخت نخورد] پس فراموش کرد و عزمی استوار برای او نیافتیم.///یقینا پیش از این به آدم سفارش کردیم [که از میوه آن درخت نخورد] پس فراموش کرد و عزمی استوار برای او نیافتیم.///و ما پیش از این با آدم پیمان بستیم ولى فراموش کرد، و شکیبایش نیافتیم.///و ما از پیش با آدم پیمان بستیم، ولى فراموش کرد و ما براى او عزمى [راسخ‌] نیافتیم///و به یقین پیش از این با آدم پیمان بستیم، و [لى آن را] فراموش کرد، و براى او عزمى [استوار] نیافتیم.///و به یقین، پیش از این با آدم پیمان بستیم، اما او فراموش کرد و ما عزم استوارى براى او نیافتیم.///و همانا ما پیش از این با آدم عهدی بستیم (که فریب شیطان نخورد) و او فراموش کرد و در آن عهد او را استوار و ثابت قدم نیافتیم.///و از پیش به آدم سفارش کردیم، ولی فراموش کرد، و در او عزمی استوار نیافتیم‌///پیش از این، از آدم پیمان گرفته بودیم؛ اما او فراموش کرد؛ و عزم استواری برای او نیافتیم!///و همانا پیمان بستیم با آدم (سپردیم به آدم) پیش از این پس فراموش کرد و نیافتیم برای او عزمی را///و همانا به‌راستی پیش از این سوی آدم پیمان بستیم. پس (آن را) فراموش کرد، و برای او عزمی (استوار) نیافتیم. quran_en_fa When We said to the angels, "Prostrate yourselves to Adam", they prostrated themselves, but not Iblis: he refused. و [یاد کن] هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید. همه سجده کردند مگر ابلیس که روی برتافت.///و [یاد کن] هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید. همه سجده کردند مگر ابلیس که روی برتافت.///و آنگاه که به فرشتگان گفتیم: آدم را سجده کنید؛ همه جز ابلیس -که سرپیچى کرد- سجده کردند.///و چون به فرشتگان گفتیم: براى آدم سجده کنید. پس [همه‌] سجده کردند جز ابلیس که ابا کرد///و [یاد کن‌] هنگامى را که به فرشتگان گفتیم: «براى آدم سجده کنید.» پس، جز ابلیس که سر باز زد [همه‌] سجده کردند.///و زمانى که به فرشتگان گفتیم: «براى آدم سجده کنید!» پس همگى سجده کردند، مگر ابلیس که سر باز زد.///و (یاد آر) هنگامی که فرشتگان را گفتیم به آدم سجده کنید، همه سجده کردند جز ابلیس که امتناع ورزید.///و چنین بود که به فرشتگان گفتیم به آدم سجده برید، همه سجده بردند مگر ابلیس که سر باززد///و به یاد آور هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سرباز زد (و سجده نکرد)!///و هنگامی که گفتیم به فرشتگان سجده کنید برای آدم پس سجده کردند جز ابلیس که سرپیچید///و چون به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید.» پس (همه) سجده کردند جز ابلیس (که) سر باز زد. quran_en_fa Then We said: "O Adam! verily, this is an enemy to thee and thy wife: so let him not get you both out of the Garden, so that thou art landed in misery. پس گفتیم: ای آدم! مسلما این [ابلیس] دشمنی است برای تو و همسرت، پس شما را از بهشت بیرون نکند که در مشقت و رنج افتی.///پس گفتیم: ای آدم! مسلما این [ابلیس] دشمنی است برای تو و همسرت، پس شما را از بهشت بیرون نکند که در مشقت و رنج افتی.///گفتیم: اى آدم، این دشمن تو و همسر توست، شما را از بهشت بیرون نکند، که نگونبخت شوى.///سپس گفتیم: اى آدم! بى‌گمان، این براى تو و همسرت دشمنى [خطرناک‌] است، زنهار تا شما را از بهشت به در نکند که تیره‌بخت شوى///پس گفتیم: «اى آدم، در حقیقت، این [ابلیس‌] براى تو و همسرت دشمنى [خطرناک‌] است، زنهار تا شما را از بهشت به در نکند تا تیره‌بخت گردى.»///پس گفتیم: «اى آدم! این [ابلیس] دشمن تو و همسر توست، پس [مراقب باش که] شما را از [این] باغ بیرون نکند که به رنج و مشقت خواهى افتاد.///آن‌گاه گفتیم: ای آدم محققا این شیطان با تو و جفتت دشمن است، مبادا شما را از بهشت بیرون آرد و از آن پس به شقاوت و بدبختی گرفتار شوی.///آنگاه گفتیم ای آدم این [ابلیس‌] دشمن تو و [دشمن‌] همسرت است، مبادا شما را از بهشت آواره کند که در رنج افتی‌///پس گفتیم: «ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و (دشمن) همسر توست! مبادا شما را از بهشت بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد!///پس گفتیم ای آدم همانا این است دشمنی برای تو و همسرت هان تا برون نکند شما را از بهشت که تیره‌بخت شوی‌///پس گفتیم: «آدم! بی‌چون این (ابلیس) برای تو و همسرت دشمنی (خطرناک) است. زنهار تا شما را از (این) باغ بی‌چون به در نکند، پس به زحمت افتی،» quran_en_fa "There is therein (enough provision) for thee not to go hungry nor to go naked, قطعا برای تو [در این مکان موقعیتی است که] است که نه گرسنه شوی و نه برهنه گردی.///قطعا برای تو [در این مکان موقعیتی است که] است که نه گرسنه شوی و نه برهنه گردی.///که تو در بهشت نه گرسنه مى‌شوى و نه برهنه مى‌مانى.///همانا تو را [در آن جا این نعمت‌] است که نه گرسنه شوى و نه برهنه مانى///در حقیقت براى تو در آنجا این [امتیاز] است که نه گرسنه مى‌شوى و نه برهنه مى‌مانى.///قطعا تو در آن [باغ]، نه گرسنه مى‌شوى و نه برهنه مى‌مانى.///همانا برای تو این هست که نه هرگز آنجا گرسنه شوی و نه برهنه و عریان مانی.///برای تو مقرر است که در آنجا [بهشت‌] گرسنه و برهنه نمایی‌///(اما تو در بهشت راحت هستی! و مزیتش) برای تو این است که در آن گرسنه و برهنه نخواهی شد؛///همانا تو را است که نه گرسنه شوی در آن و نه برهنه گردی‌///«به‌راستی برای تو در آنجا این (امتیاز) است که نه گرسنه می‌شوی و نه برهنه می‌مانی.» quran_en_fa "Nor to suffer from thirst, nor from the sun's heat." و نه در آن تشنه شوی و نه دچار آفتاب زدگی گردی.///و نه در آن تشنه شوی و نه دچار آفتاب زدگی گردی.///و نه تشنه مى‌شوى و نه دچار تابش آفتاب.///و هم این که در آن جا نه تشنه مى‌شوى و نه آفتاب زده///و [هم‌] اینکه در آنجا نه تشنه مى‌گردى و نه آفتاب‌زده.///و در آنجا، نه تشنه مى‌شوى، و نه از حرارت آفتاب آزار مى‌بینى.»///و نه هرگز در آنجا به تشنگی و به گرمای آفتاب آزار بینی.///و همچنین آنجا تشنه و آفتاب‌زده نشوی‌///و در آن تشنه نمی‌شوی، و حرارت آفتاب آزارت نمی‌دهد!»///و آنکه نه تشنه شوی در آن و نه در آفتاب مانی‌///«و (هم) اینکه به‌راستی در آن‌جا نه تشنه می‌گردی و نه آفتاب‌زده می‌شوی.» quran_en_fa But Satan whispered evil to him: he said, "O Adam! shall I lead thee to the Tree of Eternity and to a kingdom that never decays?" پس شیطان او را وسوسه کرد، گفت: ای آدم! آیا تو را به درخت جاودان و سلطنتی که کهنه نمی‌شود، راهنمایی کنم؟///پس شیطان او را وسوسه کرد، گفت: ای آدم! آیا تو را به درخت جاودان و سلطنتی که کهنه نمی‌شود، راهنمایی کنم؟///شیطان وسوسه‌اش کرد و گفت: اى آدم، آیا تو را به درخت جاویدانى و ملکى زوال ناپذیر راه بنمایم؟///پس شیطان او را وسوسه کرد، گفت: اى آدم! آیا تو را به درخت جاودانگى و فرمانروایى بى‌زوال راه بنمایم///پس شیطان او را وسوسه کرد، گفت: «اى آدم، آیا تو را به درخت جاودانگى و ملکى که زایل نمى‌شود، راه نمایم؟»///پس شیطان او را وسوسه کرد [و] گفت: «اى آدم! آیا تو را به درخت جاودانگى و فرمانروایی فناناپذیر راهنمایى کنم؟!»///باز شیطان در او وسوسه کرد، گفت: ای آدم آیا (میل داری) تو را بر درخت ابدیت و ملک جاودانی دلالت کنم؟///سپس شیطان او را وسوسه کرد، گفت ای آدم آیا می‌خواهی درخت جاودانگی و سلطنت بی‌انقراض را نشانت دهم؟///ولی شیطان او را وسوسه کرد و گفت: «ای آدم! آیا می‌خواهی تو را به درخت زندگی جاوید، و ملکی بی‌زوال راهنمایی کنم؟!»///پس به ریو افکندش شیطان گفت ای آدم آیا راهبریت کنم بر درخت جاودانی و پادشاهیی که کهنه نگردد///پس شیطان سویش وسوسه افکند. گفت: «آدم! آیا تو را بر درخت جاودانگی و ملکی کهنه‌ناشدنی راه بنمایم‌؟» quran_en_fa In the result, they both ate of the tree, and so their nakedness appeared to them: they began to sew together, for their covering, leaves from the Garden: thus did Adam disobey his Lord, and allow himself to be seduced. پس هر دو [به سبب وسوسه شیطان] از میوه آن [درخت] خوردند، در نتیجه شرمگاهشان بر آنان پدیدار شد و شروع به چسباندن برگ‌های درختان بهشت بر [شرمگاه] خود کردند. و آدم پروردگارش را نافرمانی کرد و [از رسیدن به آنچه شیطان به او القا کرده بود] ناکام ماند.///پس هر دو [به سبب وسوسه شیطان] از میوه آن [درخت] خوردند، در نتیجه شرمگاهشان بر آنان پدیدار شد و شروع به چسباندن برگ‌های درختان بهشت بر [شرمگاه] خود کردند. و آدم پروردگارش را نافرمانی کرد و [از رسیدن به آنچه شیطان به او القا کرده بود] ناکام ماند.///از آن درخت خوردند و شرمگاهشان در نظرشان پدیدار شد. و همچنان برگ درختان بهشت بر آنها مى‌چسبانیدند. آدم در پروردگار خویش عاصى شد و راه گم کرد.///آن‌گاه از آن درخت خوردند و برهنگى آنان برایشان نمایان شد و چسبانیدن برگ‌هاى بهشت را بر خود آغاز کردند، و [این گونه‌] آدم پروردگار خود را عصیان کرد و بیراهه رفت///آنگاه از آن [درخت ممنوع‌] خوردند و برهنگى آنان برایشان نمایان شد و شروع کردند به چسبانیدن برگهاى بهشت بر خود. و [این گونه‌] آدم به پروردگار خود عصیان ورزید و بیراهه رفت.///پس [آدم و همسرش فریفته شدند و] هر دو از آن [درخت ممنوعه] خوردند، پس شرمگاهشان براى آنان نمایان شد و [ناچار] هر دو شروع کردند به چسباندن برگ [درختان] بهشت بر خود و [این چنین] آدم پروردگارش را نافرمانى کرد و بیراهه رفت.///پس آدم و حوا (فریب خوردند و) از آن درخت تناول کردند، بدین جهت (لباسهای بهشتی از تنشان دور و عیوب و) عورت آنها در نظرشان پدیدار شد و شروع کردند به ساتری از برگ درختان بهشت خود را پوشاندن. و آدم نافرمانی خدای کرد و گمراه شد.///آنگاه از آن [میوه ممنوعه‌] خوردند و عورتهایشان بر آنان آشکار شد و بر آنها از برگ [درختان‌] بهشتی می‌چسباندند [تا پوشیده شود] و بدین‌سان آدم از امر پروردگارش سرپیچی کرد و گمراه شد///سرانجام هر دو از آن خوردند، (و لباس بهشتیشان فرو ریخت،) و عورتشان آشکار گشت و برای پوشاندن خود، از برگهای (درختان) بهشتی جامه دوختند! (آری) آدم پروردگارش را نافرمانی کرد، و از پاداش او محروم شد!///پس خوردند از آن پس نمودار شد برای ایشان عورتهای ایشان و آغاز کردند گرد آوردند بر خود از برگهای بهشت و نافرمانی کرد آدم پروردگار خویش را پس زیانکار شد///پس از آن (درخت ممنوع) خوردند. در نتیجه عورت‌هاشان برایشان نمایان شد و شروع کردند به چسباندن برگ‌های بهشتی بر خودشان. و (این گونه) آدم پروردگارش را عصیان کرد، پس گمراه شد. quran_en_fa But his Lord chose him (for His Grace): He turned to him, and gave him Guidance. آن گاه پروردگارش او را برگزید و توبه‌اش را پذیرفت و او را راهنمایی کرد.///آن گاه پروردگارش او را برگزید و توبه‌اش را پذیرفت و او را راهنمایی کرد.///سپس پروردگارش او را برگزید و توبه‌اش را بپذیرفت و هدایتش کرد.///سپس پروردگارش او را برگزید و بر او ببخشود و هدایتش کرد///سپس پروردگارش او را برگزید و بر او ببخشود و [وى را] هدایت کرد.///سپس پروردگارش او را برگزید، پس [لطف خویش را] بر او بازگرداند و او را هدایت کرد.///سپس خدا او را (به مقام نبوتش) برگزید و توبه او را پذیرفت و هدایتش فرمود.///سپس پروردگارش باز او را برگزید و از او درگذشت و هدایتش کرد///سپس پروردگارش او را برگزید، و توبه‌اش را پذیرفت، و هدایتش نمود.///سپس برگزید او را پروردگارش پس بازگشت بر او و هدایت کرد///سپس پروردگارش او را برگزید. پس بر او برگشت و (وی را به رسالت) هدایت کرد. quran_en_fa He said: "Get ye down, both of you,- all together, from the Garden, with enmity one to another: but if, as is sure, there comes to you Guidance from Me, whosoever follows My Guidance, will not lose his way, nor fall into misery. [خدا] گفت: هر دو با هم از بهشت [به سوی زمین] فرود آیید که برخی از شما دشمن برخی دیگرند، پس اگر از سوی من هدایتی به شما رسید، هر کس از هدایتم پیروی کند، نه گمراه می‌شود و نه به مشقت و رنج می‌افتد.///[خدا] گفت: هر دو با هم از بهشت [به سوی زمین] فرود آیید که برخی از شما دشمن برخی دیگرند، پس اگر از سوی من هدایتی به شما رسید، هر کس از هدایتم پیروی کند، نه گمراه می‌شود و نه به مشقت و رنج می‌افتد.///گفت: همگى از آنجا پایین روید؛ دشمنان یکدیگر. اگر از جانب من شما را راهنمایى آمد، هر کس از آن راهنماى من متابعت کند نه گمراه مى‌شود و نه تیره‌بخت.///گفت: هر دو از آن جا پایین روید که دشمن یکدیگر خواهید بود. پس اگر براى شما از جانب من رهنمودى برسد، هر کس از راهنمایى من پیروى کند نه گمراه مى‌شود و نه تیره‌بخت///فرمود: «همگى از آن [مقام‌] فرود آیید، در حالى که بعضى از شما دشمن بعضى دیگر است، پس اگر براى شما از جانب من رهنمودى رسد، هر کس از هدایتم پیروى کند نه گمراه مى‌شود و نه تیره‌بخت.///[خداوند] فرمود: از آن [بهشت، و مقام والا] فرود آیید [که] برخى از شما دشمن برخى دیگر خواهند بود، پس اگر از سوى من رهنمودى براى شما آمد، هر کس از هدایت من پیروى کند، نه گمراه مى‌شود و نه در رنج مى‌افتد.///آن‌گاه خدا (به آدم و حوا) فرمود: اکنون از عالی رتبه بهشت فرود آیید که برخی از شما با برخی دیگر دشمنید، پس اگر از جانب من برای شما راهنمایی بیاید آن هنگام هر که از راه من پیروی کند نه هرگز گمراه شود و نه شقی و بدبخت گردد.///[و] فرمود همگی از آن [بهشت‌] پایین روید -برخی دشمن برخی دیگرو چون از سوی من رهنمودی برایتان آمد، هرکس که رهنمود مرا پیروی کند، نه گمراه شود و نه به رنج افتد///(خداوند) فرمود: «هر دو از آن (بهشت) فرود آیید، در حالی که دشمن یکدیگر خواهید بود! ولی هرگاه هدایت من به سراغ شما آید، هر کس از هدایت من پیروی کند، نه گمراه می‌شود، و نه در رنج خواهد بود!///گفت فرود شوید از آن همگی گروهی از شما گروهی را دشمن تا گاهی که بیاید شما را از من رهبری پس آنکه پیروی کند راهنمائی مرا نه گمراه شود و نه رنج برد (یا بدبخت شود)///فرمود: «هر دو از این (باغ) فرود آیید، در حالی که بعضی از شما دشمن بعضی دیگرید، تا اگر برای شما از جانب من حتما رهنمودی در رسد، پس هر کس از هدایتم پیروی کند نه گمراه می‌شود و نه به رنج می‌افتد.» quran_en_fa "But whosoever turns away from My Message, verily for him is a life narrowed down, and We shall raise him up blind on the Day of Judgment." و هر کس از هدایت من [که سبب یاد نمودن از من در همه امور است] روی بگرداند، برای او زندگی تنگ [و سختی] خواهد بود، و روز قیامت او را نابینا محشور می‌کنیم.///و هر کس از هدایت من [که سبب یاد نمودن از من در همه امور است] روی بگرداند، برای او زندگی تنگ [و سختی] خواهد بود، و روز قیامت او را نابینا محشور می‌کنیم.///و هر کس که از یاد من اعراض کند، زندگیش تنگ شود و در روز قیامت نابینا محشورش سازیم.///و هر که از یاد من روى بگرداند، بى‌تردید زندگى سختى خواهد داشت و روز رستاخیز نابینا محشورش مى‌کنیم///و هر کس از یاد من دل بگرداند، در حقیقت، زندگى تنگ [و سختى‌] خواهد داشت، و روز رستاخیز او را نابینا محشور مى‌کنیم.»///و هر کس از یاد من روى گرداند، بی‌گمان براى او زندگى [سخت و] تنگی خواهد بود و ما او را در قیامت نابینا محشور مى‌کنیم.///و هر کس از یاد من اعراض کند همانا (در دنیا) معیشتش تنگ شود و روز قیامتش نابینا محشور کنیم.///و هرکس از یاد من دل بگرداند، زندگانی او تنگ خواهد بود، و او را روز قیامت نابینا برانگیزیم‌///و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت؛ و روز قیامت، او را نابینا محشور می‌کنیم!»///و آنکه روی گرداند از یاد من همانا او را است زندگانی سخت و برون آریمش روز قیامت کور///«و هر کس از یاد من (دل) بگرداند، در حقیقت برایش زندگی‌ای تنگ (و سخت) است و روز رستاخیز او را نابینا محشور می‌کنیم.» quran_en_fa He will say: "O my Lord! why hast Thou raised me up blind, while I had sight (before)?" می‌گوید: پروردگارا! برای چه مرا نابینا محشور کردی، در حالی که [در دنیا] بینا بودم؟///می‌گوید: پروردگارا! برای چه مرا نابینا محشور کردی، در حالی که [در دنیا] بینا بودم؟///گوید: اى پروردگار من، چرا مرا نابینا محشور کردى و حال آنکه من بینا بودم؟///مى‌گوید: پروردگارا! چرا مرا نابینا محشور کردى حال آن که بینا بودم///مى‌گوید: «پروردگارا، چرا مرا نابینا محشور کردى با آنکه بینا بودم؟»///[او خواهد] گفت: «پروردگارا! چرا مرا نابینا محشور کردى؟ درحالى که من [در دنیا] بینا بودم!»///گوید: الها، چرا مرا نابینا محشور کردی و حال آنکه من بینا بودم؟///گوید پروردگارا چرا مرا نابینا برانگیختی و حال آنکه من بینا بودم‌///می‌گوید: «پروردگارا! چرا نابینا محشورم کردی؟! من که بینا بودم!»///گوید پروردگارا چرا مرا برون آوردی کور حالی که بودم بینا///گفت: «پروردگارم! چرا مرا نابینا محشور کردی حال آنکه به‌راستی بینا بوده‌ام‌؟» quran_en_fa (Allah) will say: "Thus didst Thou, when Our Signs came unto thee, disregard them: so wilt thou, this day, be disregarded." [خدا] می‌گوید: همین گونه که آیات ما برای تو آمد و آنها را فراموش کردی این چنین امروز فراموش می‌شوی.///[خدا] می‌گوید: همین گونه که آیات ما برای تو آمد و آنها را فراموش کردی این چنین امروز فراموش می‌شوی.///گوید: همچنان که تو آیات ما را فراموش مى‌کردى، امروز خود فراموش گشته‌اى.///مى‌فرماید: بدین‌سان بود که آیات ما به تو رسید ولى آنها را فراموش کردى و همان گونه امروز فراموش مى‌شوى///مى‌فرماید: «همان طور که نشانه‌هاى ما بر تو آمد و آن را به فراموشى سپردى، امروز همان گونه فراموش مى‌شوى.»///[و خداوند خواهد] فرمود: «همان‌گونه که آیات ما به تو رسید و تو آنها را فراموش کردى، امروز هم همان‌طور فراموش گردیده‌اى.»///خدا به او فرماید: (آری) بدین گونه آیات ما برای هدایت تو آمد و همه را به طاق فراموشی و غفلت نهادی، و امروز هم تو فراموش (و بی‌بهره) خواهی شد.///فرماید بدین‌سان بود که آیات ما برای تو آمد و آنها را فراموش کردی و به همان گونه امروز فراموش شده باشی‌///می‌فرماید: «آن گونه که آیات من برای تو آمد، و تو آنها را فراموش کردی؛ امروز نیز تو فراموش خواهی شد!»///گفت بدینسان آمدت آیتهای ما پس فراموش کردی آنها را و بدینگونه امروز فراموش شوی‌///(خدا) فرمود: «همان‌گونه که نشانه‌های ما برایت آمد پس آن‌ها را فراموش کردی، و امروز (هم) همان گونه فراموش می‌شوی.» quran_en_fa And thus do We recompense him who transgresses beyond bounds and believes not in the Signs of his Lord: and the Penalty of the Hereafter is far more grievous and more enduring. و کسی را که [از هدایت حق] تجاوز کرده و به آیات پروردگارش ایمان نیاورده، این گونه کیفر می‌دهیم، و بی تردید عذاب آخرت سخت‌تر و پایدارتر است.///و کسی را که [از هدایت حق] تجاوز کرده و به آیات پروردگارش ایمان نیاورده، این گونه کیفر می‌دهیم، و بی تردید عذاب آخرت سخت‌تر و پایدارتر است.///اینچنین اسرافکاران و کسانى را که به آیات پروردگارشان ایمان نمى‌آورند جزا مى‌دهیم. هر آینه عذاب آخرت سخت‌تر و پایدارتر است.///و بدین‌سان هر که را زیاده‌روى کرده و به آیات پروردگارش ایمان نیاورده است سزا مى‌دهیم، و قطعا عذاب آخرت سخت‌تر و پایدارتر است///و این گونه هر که را به افراط گراییده و به نشانه‌هاى پروردگارش نگرویده است سزا مى‌دهیم، و قطعا شکنجه آخرت سخت‌تر و پایدارتر است.///و ما این‌گونه هر کس را که اسراف کند، و به آیات پروردگارش ایمان نیاورد، کیفر مى‌دهیم و قطعا عذاب آخرت سخت‌تر و پایدارتر است.///و این چنین ما هر کس را که ظلم و نافرمانی کند و ایمان به آیات پروردگارش نیاورد مجازات سخت می‌کنیم با آنکه عذاب آخرتش سخت‌تر و پاینده‌تر خواهد بود.///و بدین‌سان هرکس را که از حد درگذرد و به آیات پروردگارش ایمان نیاورده باشد، جزا می‌دهیم، و عذاب آخرت سنگین‌تر و پاینده‌تر است‌///و این گونه جزا می‌دهیم کسی را که اسراف کند، و به آیات پروردگارش ایمان نیاورد! و عذاب آخرت، شدیدتر و پایدارتر است!///و چنین پاداش دهیم آن را که اسراف کند و ایمان نیارد به آیتهای پروردگار خود و همانا عذاب آخرت سخت‌تر است و پایدارتر///و بدین‌سان هر که را به اسراف [: زیاده‌روی] گراییده و به نشانه‌های پروردگارش نگرویده سزا می‌دهیم. و بی‌چون عذاب آخرت سخت‌تر و پایدارتر است. quran_en_fa Is it not a warning to such men (to call to mind) how many generations before them We destroyed, in whose haunts they (now) move? Verily, in this are Signs for men endued with understanding. پس آیا [این حقیقت] سبب هدایتشان نشده است که چه بسیار امت‌ها را پیش از آنان هلاک کردیم که [اینان] در مساکن آنان رفت و آمد می‌کنند؟ مسلما در این [امور] نشانه هایی [عبرت آموز] برای صاحبان خرد است.///پس آیا [این حقیقت] سبب هدایتشان نشده است که چه بسیار امت‌ها را پیش از آنان هلاک کردیم که [اینان] در مساکن آنان رفت و آمد می‌کنند؟ مسلما در این [امور] نشانه هایی [عبرت آموز] برای صاحبان خرد است.///آیا آن همه مردمى که پیش از این در مساکن خویش راه مى‌رفتند و ما همه را هلاک کردیم، سبب هدایت اینان نشده‌اند؟ اینها نشانه‌هایى است براى خردمندان.///آیا به ایشان راه ننمود که چه بسیار مردمى را پیش از آنها هلاک نمودیم که اینک در خانه‌هاى آنها راه مى‌روند؟ به راستى براى خردمندان در این امر عبرت‌هاست///آیا براى هدایتشان کافى نبود که [ببینند] چه نسلها را پیش از آنان نابود کردیم که [اینک آنها] در سراهاى ایشان راه مى‌روند؟ به راستى براى خردمندان در این [امر] نشانه‌هایى [عبرت‌انگیز] است.///پس آیا براى هدایتشان کافى نیست که ملت‌هاى پیشین را [که سرکشی و فساد کردند،] نابود کردیم، و [اینان امروز] در خانه‌هاى آنان رفت و آمد مى‌کنند؟! همانا در آن [حوادث] براى خردمندان نشانه‌هاست.///آیا این کفار قریش را از مشاهده حال طوایف بسیاری از گذشتگان که ما همه را هلاک کردیم و اینان در منازل و عمارات آنها می‌روند (عبرت و پند و) هدایت نبود؟ بی‌شک احوال گذشتگان برای خردمندان بسیار مایه عبرت و آیه هدایت است.///آیا برای آنان روشن نشده است که پیش از آنان چه بسیار نسلهایی را نابود کردیم که [آنان اکنون‌] در خانه و کاشانه‌هایشان آمد و رفت می‌کنند، بی‌گمان در این برای خردمندان مایه‌های عبرت است‌///آیا برای هدایت آنان کافی نیست که بسیاری از نسلهای پیشین را (که طغیان و فساد کردند) هلاک نمودیم، و اینها در مسکنهای (ویران شده) آنان راه می‌روند! مسلما در این امر، نشانه‌های روشنی برای خردمندان است.///آیا هدایت نشد برای ایشان (یا آیا هدایت نکردشان) آنکه بسا نابود کردیم پیش از ایشان از قرنهائی که می‌روند در نشیمنهای ایشان همانا در این است آیتهائی برای دارندگان خرد///آیا پس برای هدایتشان کافی نبود که (ببینند) چه اندازه سده‌ها [: نسل‌ها] را پیش از آنان نابود کردیم که (اینان) در جایگاه‌هایشان راه می‌روند؟ به‌راستی برای بازدارندگان عاقلانه از زشتی‌ها در این (امر) نشانه‌هایی (عبرت‌انگیز) است. quran_en_fa Had it not been for a Word that went forth before from thy Lord, (their punishment) must necessarily have come; but there is a Term appointed (for respite). و اگر سنت و روشی از پروردگارت [نسبت به تأخیر افتادن عذاب از آنان] نگذشته بود و نیز مدتی که [برای زندگی آنان] مشخص و معین شده است، قطعا عذاب خدا بدون تأخیر بر آنان لازم و حتم می‌شد.///و اگر سنت و روشی از پروردگارت [نسبت به تأخیر افتادن عذاب از آنان] نگذشته بود و نیز مدتی که [برای زندگی آنان] مشخص و معین شده است، قطعا عذاب خدا بدون تأخیر بر آنان لازم و حتم می‌شد.///اگر نه سخنى بود که پروردگارت پیش از این گفته و زمان را معین کرده بود، عذابشان در این جهان حتمى مى‌بود.///و اگر از جانب پروردگارت سخنى [مبنى بر مهلت‌] نگذشته بود و سر رسیدى معین در کار نبود، حتما [عذاب‌] بر آنها [در همین دنیا] لازم مى‌شد///و اگر سخنى از پروردگارت پیشى نگرفته و موعدى معین مقرر نشده بود، قطعا [عذاب آنها] لازم مى‌آمد.///و اگر نبود سنت سابق پروردگارت، و مدتى که [براى زندگى آنان‌] مشخص شده است، حتما [عذاب الهى بی‌درنگ] لازم مى‌آمد.///اگر نه این بود که کلمه پروردگار (و تقدیر ازلیش بر این کار) سبقت یافته (که کافران و بدکاران این امت در قیامت به کیفر رسند) همانا عذاب (در دنیا بر آنها) لزوم می‌یافت و آن اجل معین فرا می‌رسید.///و اگر کلمه [/وعده‌] پیشین پروردگارت و اجل معینی در کار نبود، آن عذاب [هم‌اکنون‌] لازم می‌شد///و اگر سنت و تقدیر پروردگارت و ملاحظه زمان مقرر نبود، عذاب الهی بزودی دامان آنان را می‌گرفت!///و اگر نبود سخنی که پیش گرفته است از پروردگار تو و سرآمدی نامبرده همانا می‌گردید لازم‌///و اگر سخنی از پروردگارت (برای عذابشان) پیشی نگرفته بود ناگزیر (و ناگریز هلاکت و) سررسیدی یادشده لازمه‌‌ی آنها بود. quran_en_fa Therefore be patient with what they say, and celebrate (constantly) the praises of thy Lord, before the rising of the sun, and before its setting; yea, celebrate them for part of the hours of the night, and at the sides of the day: that thou mayest have (spiritual) joy. پس در برابر آنچه [مشرکان] می‌گویند، شکیبا باش، و پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب آن پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی، و [نیز] در بخشی از ساعات شب و اطراف روز تسبیح گوی تا [به سنت‌ها و تدبیرهای او] خشنود شوی.///پس در برابر آنچه [مشرکان] می‌گویند، شکیبا باش، و پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب آن پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی، و [نیز] در بخشی از ساعات شب و اطراف روز تسبیح گوی تا [به سنت‌ها و تدبیرهای او] خشنود شوی.///بر آنچه مى‌گویند شکیبا باش و پروردگارت را پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب آن به پاکى بستاى. و در ساعات شب و اول و آخر روز تسبیح گوى. شاید خشنود گردى.///پس بر آنچه مى‌گویند صبور باش، و پیش از طلوع آفتاب و قبل از غروب آن پروردگارت را تسبیح گوى، و از ساعات شب و حوالى روز به نیایش پرداز، باشد که [از الطاف الهى‌] خشنود گردى///پس بر آنچه مى‌گویند شکیبا باش، و پیش از بر آمدن آفتاب و قبل از فرو شدن آن، با ستایش پروردگارت [او را] تسبیح گوى، و برخى از ساعات شب و حوالى روز را به نیایش پرداز، باشد که خشنود گردى.///پس [ای پیامبر!] بر آنچه مى‌گویند، شکیبا باش و پیش از طلوع آفتاب و قبل از غروب آن، با ستایش پروردگارت [او را] تسبیح کن و [نیز] برخى از ساعات شب و حوالى روز را به نیایش بپرداز، باشد که خشنود شوى.///پس تو بر آنچه (امت جاهل بر انکار و طعن تو) می‌گویند صبر و تحمل پیش گیر و خدای را پیش از طلوع خورشید و بعد از غروب آن و ساعاتی از شب تار و اطراف روز روشن ستایش و تسبیح گو، باشد که (به مقام رفیع شفاعت) خشنود شوی.///پس بر آنچه می‌گویند شکیبایی کن و شاکرانه پروردگارت را پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب آن، و در پاسهایی از شب و در دو سوی روز [به نماز برخیز و] تسبیح بگوی، باشد که خشنود شوی‌///پس در برابر آنچه می‌گویند، صبر کن! و پیش از طلوع آفتاب، و قبل از غروب آن؛ تسبیح و حمد پروردگارت را بجا آور؛ و همچنین (برخی) از ساعات شب و اطراف روز (پروردگارت را) تسبیح گوی؛ باشد که (از الطاف الهی) خشنود شوی!///پس شکیبا شو بر آنچه گویند و تسبیح کن به ستایش پروردگار خویش پیش از برآمدن خورشید و پیش از فرو رفتن آن و از گاه‌های شب پس تسبیح کن و کنارهای روز شاید خوشنود شوی (یا خوشنود کنی)///پس بر آنچه می‌گویند شکیبایی کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو شدن آن با ستایش پروردگارت (او را) تسبیح گوی و برخی از ساعات شب و کناره‌های روز را (هم) به نیایش بپرداز، شاید خشنود گردی. quran_en_fa Nor strain thine eyes in longing for the things We have given for enjoyment to parties of them, the splendour of the life of this world, through which We test them: but the provision of thy Lord is better and more enduring. دیدگانت را به آنچه برخی از اصناف آنان را بهره مند کردیم مدوز، [آنچه به آنان داده‌ایم] شکوفه [بی میوه و زیور و زینت] دنیاست تا آنان را در آن بیازماییم، و رزق پروردگارت بهتر و پایدارتر است.///دیدگانت را به آنچه برخی از اصناف آنان را بهره مند کردیم مدوز، [آنچه به آنان داده‌ایم] شکوفه [بی میوه و زیور و زینت] دنیاست تا آنان را در آن بیازماییم، و رزق پروردگارت بهتر و پایدارتر است.///اگر زنان و مردانى از آنها را از یک زندگى خوش بهره‌مند ساخته‌ایم، تو به آنها منگر. این براى آن است که امتحانشان کنیم. رزق پروردگارت بهتر و پایدارتر است.///و زنهار چشم مدوز به آنچه از زینت زندگى دنیا به گروهى از آنان داده‌ایم، تا آنها را در آن امتحان کنیم، و روزى پروردگار تو بهتر و پایدارتر است///و زنهار به سوى آنچه اصنافى از ایشان را از آن برخوردار کردیم [و فقط] زیور زندگى دنیاست تا ایشان را در آن بیازماییم، دیدگان خود مدوز، و [بدان که‌] روزى پروردگار تو بهتر و پایدارتر است.///و به آنچه با آن گروه‌هایى از آنان را بهره‌مند گردانده‌ایم، چشم مدوز، که [این] شکوفه و جلوه‌ى زندگى دنیاست [و ما مى‌خواهیم] تا آنها را در آن بیازماییم و [به یقین] روزى پروردگارت بهتر و پایدارتر است.///و هرگز به متاع ناچیزی که به قومی از آنان (قومی کافر و جاهل) در جلوه حیات دنیای فانی برای امتحان داده‌ایم چشم آرزو مگشا، و رزق خدای تو بسیار بهتر و پاینده‌تر است.///به چیزی که اصنافی از آنان را به آن بهره‌مند گردانده‌ایم چشم مدوز که تجمل زندگی دنیوی است تا سرانجام آنان را بدان بیازماییم، و روزی پروردگارت بهتر و پاینده‌تر است‌///و هرگز چشمان خود را به نعمتهای مادی، که به گروه‌هایی از آنان داده‌ایم، میفکن! اینها شکوفه‌های زندگی دنیاست؛ تا آنان را در آن بیازماییم؛ و روزی پروردگارت بهتر و پایدارتر است!///و نگشای دیدگان خود را بدانچه کامیابی دادیم بدان مردان و زنانی را از ایشان شکوفه زندگانی دنیا تا بیازمائیمشان در آن و روزی پروردگار تو بهتر است و پاینده‌تر///و زنهار سوی آنچه همسرانی از ایشان را از آن برخوردار کردیم - (و فقط) زیور زندگی دنیاست تا ایشان را در آن بیازماییم- هرگز دیدگان خود را مدوز- و روزی پروردگارت بهتر و پایدار‌تر است quran_en_fa Enjoin prayer on thy people, and be constant therein. We ask thee not to provide sustenance: We provide it for thee. But the (fruit of) the Hereafter is for righteousness. و خانواده‌ات را به نماز فرمان بده و خود نیز بر آن شکیبایی ورز؛ از تو رزقی نمی‌طلبیم، ما به تو روزی می‌دهیم و عاقبت نیک برای پرهیزکاری است.///و خانواده‌ات را به نماز فرمان بده و خود نیز بر آن شکیبایی ورز؛ از تو رزقی نمی‌طلبیم، ما به تو روزی می‌دهیم و عاقبت نیک برای پرهیزکاری است.///کسان خود را به نماز فرمان ده و خود در آن کار پاى بیفشر. از تو روزى نمى‌خواهیم. ما به تو روزى مى‌دهیم. و عاقبت خیر از آن پرهیزگاران است.///و کسان خود را به نماز فرمان ده و بر آن پافشارى کن. از تو روزى نمى‌خواهیم، ما [خود] به تو روزى مى‌دهیم، و عاقبت [خیر] از براى پرهیزکارى است///و کسان خود را به نماز فرمان ده و خود بر آن شکیبا باش. ما از تو جویاى روزى نیستیم، ما به تو روزى مى‌دهیم، و فرجام [نیک‌] براى پرهیزگارى است.///و خانواده‌ات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیبا باش. ما از تو روزى نمى‌خواهیم، [بلکه] ما تو را روزى مى‌دهیم، و سرانجام [نیکو] براى [اهل] تقواست.///تو اهل بیت خود را به نماز و طاعت خدا امر کن و خود نیز بر نماز و ذکر حق صبور باش، ما از تو روزی (کسی را) نمی‌طلبیم بلکه ما به تو (و دیگران) روزی می‌دهیم، و عاقبت نیکو مخصوص (اهل) پرهیزکاری و تقواست.///و خانواده‌ات را به نماز فرمان ده و در آن صبورانه بکوش، ما از تو روزی نخواسته‌ایم بلکه ما خود تو را روزی می‌دهیم، و سرانجام نیک، با پروا و پرهیز است‌///خانواده خود را به نماز فرمان ده؛ و بر انجام آن شکیبا باش! از تو روزی نمی‌خواهیم؛ (بلکه) ما به تو روزی می‌دهیم؛ و عاقبت نیک برای تقواست!///و امر کن خاندان خویش را به نماز و شکیبائی گزین بر آن نخواهیم از تو روزیی را ما روزی دهیمت و فرجام است از آن پرهیزکاری‌///و کسان خود را به نماز وادار و خود بر آن شکیبا باش. ما از تو جویای (هیچ‌گونه) روزی نیستیم. ما به تو روزی می‌دهیم. و فرجام (نیک) برای پرهیزگاری است. quran_en_fa They say: "Why does he not bring us a sign from his Lord?" Has not a Clear Sign come to them of all that was in the former Books of revelation? و [مشرکان] گفتند: چرا [پیامبر] معجزه‌ای از سوی پروردگارش برای ما نمی‌آورد؟ آیا [این قرآن که] شاهد و دلیلی روشن بر [معارف] کتاب‌های پیشین [آسمانی است] برای آنان نیامده؟!///و [مشرکان] گفتند: چرا [پیامبر] معجزه‌ای از سوی پروردگارش برای ما نمی‌آورد؟ آیا [این قرآن که] شاهد و دلیلی روشن بر [معارف] کتاب‌های پیشین [آسمانی است] برای آنان نیامده؟!///و گفتند: چرا معجزه‌اى از پروردگارش براى ما نمى‌آورد؟ آیا دلیلهاى روشنى که در صحیفه‌هاى پیشین آمده، به آنها نرسیده است؟///و گفتند: چرا از جانب پروردگارش معجزه‌اى براى ما نمى‌آورد؟ آیا دلیل روشنى که در کتاب‌هاى پیشین است براى آنها نیامده است///و گفتند: «چرا از جانب پروردگارش معجزه‌اى براى ما نمى‌آورد؟» آیا دلیل روشن آنچه در صحیفه‌هاى پیشین است براى آنان نیامده است؟///و [کافران] گفتند: «چرا [محمد] از جانب پروردگارش، معجزه و نشانه‌اى براى ما نمى‌آورد؟» آیا دلیل و نشانه‌ى روشن در کتاب‌های [آسمانی] پیشین برایشان نیامده [تا ایمان بیاورند]؟///و کافران گفتند: چرا (محمد) آیت و دلیلی روشن از جانب خدا برای ما نمی‌آورد؟ آیا آیات بینه کتب پیشین (چون تورات و انجیل و صحف که در همه ذکر اوصاف نبوت هست) بر آنان نیامد؟///و گویند چرا پدیده روشنگری از سوی پروردگارش برای ما نمی‌آورد، [بگو] آیا پدیده روشنگری که در کتابهای آسمانی پیشین است برای آنان نیامده است؟///گفتند: «چرا (پیامبر) معجزه و نشانه‌ای از سوی پروردگارش برای ما نمی‌آورد؟! (بگو:) آیا خبرهای روشنی که در کتابهای (آسمانی) نخستین بوده، برای آنها نیامد؟!///و گفتند چرا نیارد ما را آیتی از پروردگار خویش آیا نیامدشان نشانی (گواه) آنچه در نامه‌های پیشین است‌///و گفتند: «چرا از جانب پروردگارش نشانه‌ای برای ما نمی‌آورد؟ آیا و روشنای آنچه در صحیفه‌های نخستین است برایشان نیامده است‌؟ quran_en_fa And if We had inflicted on them a penalty before this, they would have said: "Our Lord! If only Thou hadst sent us a messenger, we should certainly have followed Thy Signs before we were humbled and put to shame." و اگر آنان را پیش از نزول قرآن هلاک می‌کردیم، قطعا می‌گفتند: پروردگارا! چرا رسولی به سوی ما نفرستادی تا پیش از آنکه خوار و رسوا شویم، آیات تو را پیروی کنیم.///و اگر آنان را پیش از نزول قرآن هلاک می‌کردیم، قطعا می‌گفتند: پروردگارا! چرا رسولی به سوی ما نفرستادی تا پیش از آنکه خوار و رسوا شویم، آیات تو را پیروی کنیم.///اگر پیش از آمدن پیامبرى عذابشان مى‌کردیم، مى‌گفتند: اى پروردگار ما، چرا رسولى بر ما نفرستادى تا پیش از آنکه به خوارى و رسوایى افتیم، از آیات تو پیروى کنیم؟///و اگر ما پیش از این به عذابى هلاکشان مى‌کردیم، قطعا مى‌گفتند: پروردگارا! چرا پیامبرى به سوى ما نفرستادى تا پیش از آن که به خوارى و رسوایى افتیم از آیات تو پیروى کنیم///و اگر ما آنان را قبل از [آمدن قرآن‌] به عذابى هلاک مى‌کردیم، قطعا مى‌گفتند: «پروردگارا، چرا پیامبرى به سوى ما نفرستادى تا پیش از آنکه خوار و رسوا شویم از آیات تو پیروى کنیم؟»///و اگر ما آنان را پیش از این با عذابى هلاک مى‌کردیم، مى‌گفتند: «پروردگارا! چرا پیامبرى براى ما نفرستادى تا ما از آیات تو پیروى کنیم، پیش از آنکه خوار و رسوا شویم.»///و اگر ما پیش از فرستادن پیغمبر، کافران (و مشرکان قریش) را همه به نزول عذاب هلاک می‌کردیم البته آنها می‌گفتند: پروردگارا چرا بر ما رسولی نفرستادی تا از آیات تو پیروی کنیم پیش از آنکه به این عذاب و ذلت و خواری گرفتار شویم؟///و اگر آنان را پیش از آن [آیات بینات‌] به عذابی نابود می‌ساختیم بی‌شک می‌گفتند که پروردگارا چرا پیامبری به سوی ما نفرستادی، تا پیش از آنکه خوار و زار شویم، از آیات تو پیروی کنیم؟///اگر ما آنان را پیش از آن (که قرآن نازل شود) با عذابی هلاک می‌کردیم، (در قیامت) می‌گفتند: «پروردگارا! چرا پیامبری برای ما نفرستادی تا از آیات تو پیروی کنیم، پیش از آنکه ذلیل و رسوا شویم!»///و اگر نابودشان می‌ساختیم به شکنجه‌ای پیش از آن همانا می‌گفتند پروردگارا چرا نفرستادی بسوی ما پیمبری تا پیروی کنیم آیتهای تو را پیش از آنکه خوار شویم و رسوا گردیم‌///و اگر ما آنان را قبل از آن (رسولان) به عذابی هلاک می‌کردیم بی‌گمان می‌گفتند: «پروردگارمان! چرا پیامبری سویمان نفرستادی تا پیش از آنکه خوار و بی‌مقدار و رسوا شویم از آیات تو پیروی کنیم‌؟» quran_en_fa Say: "Each one (of us) is waiting: wait ye, therefore, and soon shall ye know who it is that is on the straight and even way, and who it is that has received Guidance." بگو: هر یک [از ما و شما] منتظریم، پس منتظر باشید که به زودی خواهید دانست که رهروان راه راست و ره یافتگان چه کسانی هستند؟///بگو: هر یک [از ما و شما] منتظریم، پس منتظر باشید که به زودی خواهید دانست که رهروان راه راست و ره یافتگان چه کسانی هستند؟///بگو: همه منتظرند، شما نیز منتظر بمانید. به زودى خواهید دانست آنها که به راه راست مى‌روند و آنها که هدایت یافته‌اند، چه کسانى هستند.///بگو: همگى در انتظاریم، پس منتظر باشید. زودا که بدانید رهروان راه راست کیانند و هدایت یافتگان کدامند///بگو: «همه در انتظارند. پس در انتظار باشید. زودا که بدانید یاران راه راست کیانند و چه کسى راه‌یافته است.»///بگو: «هر یک [از ما و شما] در انتظاریم، پس انتظار بکشید که به زودى خواهید دانست یاران راه راست کیانند و چه کسى راه یافته است.»///بگو: هر یک (از ما و شما) منتظریم، پس مترصد و منتظر (امر خدا) باشید که به زودی خواهید دانست (ما و شما) کدام به راه مستقیم سعادت رفته و طریق هدایت یافته‌ایم.///بگو همه منتظرند، پس شما هم منتظر باشید، زودا که خواهید دانست رهروان راه راست و رهیافتگان چه کسانی هستند///بگو: «همه (ما و شما) در انتظاریم! (ما در انتظار وعده پیروزی، و شما در انتظار شکست ما!) حال که چنین است، انتظار بکشید! اما بزودی می‌دانید چه کسی از اصحاب صراط مستقیم، و چه کسی هدایت یافته است!///بگو همگی چشم به راهند پس چشم به راه باشید زود است بدانید کیستند صاحبان راه راست و کیست آنکه هدایت یافت‌///بگو: «همگان در انتظارند. پس (شما هم) در انتظار باشید. زودا (که) بدانید صاحبان راه راست کیانند و چه کسی (به آن) راه یافته است.» quran_en_fa Closer and closer to mankind comes their Reckoning: yet they heed not and they turn away. مردم را [هنگام] حسابرسی [آنچه در مدت عمرشان انجام داده‌اند] نزدیک شده در حالی که آنان با [فرو افتادن] در غفلت [از دلایل اثبات کننده معاد] روی گردانند.///مردم را [هنگام] حسابرسی [آنچه در مدت عمرشان انجام داده‌اند] نزدیک شده در حالی که آنان با [فرو افتادن] در غفلت [از دلایل اثبات کننده معاد] روی گردانند.///روز حساب مردم نزدیک شد و آنان همچنان به غفلت رویگردانند.///مردم را وقت حسابشان نزدیک شده و آنها همچنان در غفلت و بى‌خبرى رویگردانند///براى مردم [وقت‌] حسابشان نزدیک شده است، و آنان در بى‌خبرى رویگردانند.///[هنگام] حساب مردم نزدیک شده است، در حالى که آنان در بى‌خبرى، [از آن] روى‌گردانند!///روز حساب مردم بسیار نزدیک شده و مردم سخت غافلند و اعراض می‌کنند.///مردمان را [هنگام‌] حسابشان نزدیک شده است و ایشان همچنان در غفلت رویگردانند///حساب مردم به آنان نزدیک شده، در حالی که در غفلتند و روی گردانند!///نزدیک شد برای مردم حساب ایشان و ایشانند در غفلتی روگردانان‌///برای مردمان، (زمان) حسابشان نزدیک شد، حال آنکه آنان در (ژرفای) غفلتی رویگردانند. quran_en_fa Never comes (aught) to them of a renewed Message from their Lord, but they listen to it as in jest,- هیچ یادآوری و پند تازه‌ای از سوی پروردگارشان برای آنان نمی‌آید مگر آنکه آن را می‌شنوند و در حالی که سرگرم بازی هستند [آن را مسخره می‌کنند.]///هیچ یادآوری و پند تازه‌ای از سوی پروردگارشان برای آنان نمی‌آید مگر آنکه آن را می‌شنوند و در حالی که سرگرم بازی هستند [آن را مسخره می‌کنند.]///از سوى پروردگارشان برایشان هیچ اندرز تازه‌اى نیامد، جز آنکه آن را شنیدند و سرگرم بازیچه بودند.///هیچ پند تازه‌اى از پروردگارشان برایشان نیامد مگر این که بازى‌کنان آن را گوش دادند///هیچ پند تازه‌اى از پروردگارشان نیامد، مگر اینکه بازى‌کنان آن را شنیدند.///هیچ پند تازه‌اى از طرف پروردگارشان براى آنان نیامد، مگر این که آن را شنیدند و [باز] سرگرم بازى شدند.///این مردم غافل را هیچ پند و موعظه تازه‌ای از جانب پروردگارشان نیاید جز آنکه آن پند را شنیده و باز به بازی دنیا و لهو و لعب عمر می‌گذرانند.///هیچ پند تازه‌ای از سوی پروردگارشان برای آنان نیامد مگر آنکه آن را به بازیچه شنیدند///هیچ یادآوری تازه‌ای از طرف پروردگارشان برای آنها نمی‌آید، مگر آنکه با بازی (و شوخی) به آن گوش می‌دهند!///نیایدشان یادآوریی از پروردگارشان نوین مگر بشنوندش و ایشانند بازی کنان‌///هیچ‌گونه یادواره‌ی تازه‌ای از پروردگارشان برایشان نمی‌آید، مگر اینکه آن را به‌خوبی شنیدند، در حالی‌که ایشان بازی می‌کنند. quran_en_fa Their hearts toying as with trifles. The wrong-doers conceal their private counsels, (saying), "Is this (one) more than a man like yourselves? Will ye go to witchcraft with your eyes open?" دل هایشان [به امور مادی، خوشگذرانی و معصیت] مشغول است؛ و آنان که ستم پیشه‌اند رازگویی خود را پنهان داشتند [و گفتند:] آیا این پیامبر جز این است که بشری مانند شماست؟ آیا شما با چشم باز وشناخت وآگاهی به سوی سحر می‌روید؟!///دل هایشان [به امور مادی، خوشگذرانی و معصیت] مشغول است؛ و آنان که ستم پیشه‌اند رازگویی خود را پنهان داشتند [و گفتند:] آیا این پیامبر جز این است که بشری مانند شماست؟ آیا شما با چشم باز وشناخت وآگاهی به سوی سحر می‌روید؟!///دلهایشان به لهو خو گرفته است. و آن ستمگران سر در گوش یکدیگر نهادند و گفتند: آیا این مرد جز این است که انسانى همانند شماست؟ آیا با آنکه به چشم خود مى‌بینید، همچنان از پى جادو مى‌روید؟///در حالى که دل‌هایشان [به دنیا] مشغول بود. و آنها که ظلم کردند، پنهانى نجوا کردند که: آیا این جز بشرى مانند شماست؟ آیا دیده و دانسته به جادو روى مى‌آورید///در حالى که دلهایشان مشغول است. و آنانکه ستم کردند پنهانى به نجوا برخاستند که: «آیا این [مرد] جز بشرى مانند شماست؟ آیا دیده و دانسته به سوى سحر مى‌روید؟»///در حالى که دل‌هاى آنان [از حق، غافل و به چیز دیگرى] سرگرم است و کسانى که [کافر شدند و به خود] ستم کردند، مخفیانه راز مى‌گویند که: «آیا جز این است که این [محمد] بشرى همانند شماست؟ آیا با این که مى‌بینید به جادو روی می‌آورید؟!»///دلهاشان به لهو و بازیچه دنیا متوجه است؛ و مردم ستمکار پنهان و آهسته با یکدیگر می‌گویند: آیا این شخص جز آن است که بشری مانند شماست؟ چرا شما که مردمی بصیر و دانا هستید سحر او را می‌پذیرید؟///دلبسته لهوند، و ستم‌پیشگان [مشرک‌] رازگویی‌شان را پوشیده داشتند [و گفتند] آیا این [پیامبر] جز بشری همانند شماست، آیا دیده و دانسته به سوی جادو می‌روید؟///این در حالی است که دلهایشان در لهو و بی‌خبری فرو رفته است! و ستمگران پنهانی نجوا کردند (و گفتند): «آیا جز این است که او بشری همانند شماست؟! آیا به سراغ سحر می‌روید، با اینکه (چشم دارید و) می‌بینید؟!///سرگرم است دلهای ایشان و نهان کردند رازگوئی را آنان که ستم کردند آیا این است جز بشری مانند شما پس آیا می‌آئید جادو را و شما می‌نگرید///حال آنکه دل‌هایشان (از یاد خدا) رویگردان است. و آنان که ستم کردند پنهانی به نجوا برخاستند: «آیا این (مرد) جز بشری مانند شماست‌؟ آیا پس سوی سحر می‌روید در حالی‌که شما می‌بینید؟» quran_en_fa Say: "My Lord knoweth (every) word (spoken) in the heavens and on earth: He is the One that heareth and knoweth (all things)." [پیامبر به آنان] گفت: [رازگویی خود را پنهان نکنید، زیرا] پروردگارم هر سخنی را در آسمان و زمین می‌داند، و او شنوا و داناست.///[پیامبر به آنان] گفت: [رازگویی خود را پنهان نکنید، زیرا] پروردگارم هر سخنی را در آسمان و زمین می‌داند، و او شنوا و داناست.///گفت: پروردگار من از هر سخنى در آسمان و زمین آگاه است و او شنوا و داناست.///[پیامبر] گفت: پروردگار من هر گفتارى را در آسمان و زمین مى‌داند، و شنواى دانا اوست/// [پیامبر] گفت: «پروردگارم [هر] گفتار [ى‌] را در آسمان و زمین مى‌داند، و اوست شنواى دانا.»///[پیامبر] گفت: «پروردگار من، هر سخنى که در آسمان و زمین باشد، مى‌داند. او شنواى داناست.»///پیامبر گفت: خدای من هر حرفی که خلق در آسمان و زمین گویند همه را می‌داند، که او خدای شنوا و داناست.///گفت پروردگار من هر سخن را در آسمان و زمین می‌داند، و اوست شنوای دانا///(پیامبر) گفت: «پروردگارم همه سخنان را، چه در آسمان باشد و چه در زمین، می‌داند؛ و او شنوا و داناست!»///گفت پروردگار من می‌داند سخن را در آسمان و زمین و او است شنوای دانا///(پیامبر) گفت: «پروردگارم (همه‌گونه) گفتار را در آسمان و زمین می‌داند و اوست بس شنوای بسیار دانا.» quran_en_fa "Nay," they say, "(these are) medleys of dream! - Nay, He forged it! - Nay, He is (but) a poet! Let him then bring us a Sign like the ones that were sent to (Prophets) of old!" [مشرکان] گفتند: [نه، قرآن سحر نیست] بلکه خواب هایی آشفته و پریشان است، [نه] بلکه آن را به دروغ بربافته، [نه] بلکه او شاعر [خیال پردازی] است، [اگر فرستاده خداست] باید برای ما معجزه‌ای بیاورد مانند معجزه هایی که پیامبران گذشته را [با آنها] فرستادند.///[مشرکان] گفتند: [نه، قرآن سحر نیست] بلکه خواب هایی آشفته و پریشان است، [نه] بلکه آن را به دروغ بربافته، [نه] بلکه او شاعر [خیال پردازی] است، [اگر فرستاده خداست] باید برای ما معجزه‌ای بیاورد مانند معجزه هایی که پیامبران گذشته را [با آنها] فرستادند.///گفتند: نه، خوابهاى پریشان است، یا دروغى است که مى‌بندد یا شاعرى است. پس براى ما از آن گونه که به پیامبران پیشین داده شده بود معجزه‌اى بیاورد.///بلکه گفتند: خواب‌هاى پریشان است، بلکه آن را بر بافته، نه بلکه او شاعر است. پس باید براى ما معجزه‌اى بیاورد همان گونه که پیشینیان فرستاده شدند///بلکه گفتند: «خوابهاى شوریده است، [نه‌] بلکه آن را بربافته، بلکه او شاعرى است. پس همان گونه که براى پیشینیان هم عرضه شد، باید براى ما نشانه‌اى بیاورد.»///[کافران] گفتند: «[آنچه محمد آورده است، وحى نیست؛] بلکه خواب‌هاى آشفته است. بلکه آنها را به دروغ به خدا نسبت داده، بلکه او یک شاعر است، پس باید همان‌گونه که [پیامبران] پیشین [با معجزه] فرستاده شده بودند، او [نیز] براى ما معجزه‌اى بیاورد.»///بلکه این مردم (غافل نادان) گفتند که سخنان قرآن خواب و خیالی بی‌اساس است، بلکه این کلمات را خود فرابافته بلکه شاعر بزرگی است وگرنه باید مانند پیغمبران گذشته آیت و معجزه‌ای برای ما بیاورد.///یا اینکه گویند [قرآن‌] خوابهای پریشان است یا [گویند] آن را برساخته است یا [گویند] او شاعری است پس باید مانند آنچه به پیشینیان داده شد معجزه‌ای برای ما بیاورد///آنها گفتند: «(آنچه محمد (ص) آورده وحی نیست؛) بلکه خوابهایی آشفته است! اصلا آن را بدروغ به خدا بسته؛ نه، بلکه او یک شاعر است! (اگر راست می‌گوید) باید معجزه‌ای برای ما بیاورد؛ همان گونه که پیامبران پیشین (با معجزات) فرستاده شدند!»///بلکه گفتند خوابهائی است پریشان بلکه دروغ آوردش بلکه او است شاعری پس بیارد ما را آیتی بدانسان که فرستاده شدند پیشینان‌///بلکه گفتند: «(این‌ها) پاره‌هایی پراکنده از خیالاتی (شوریده) است، بلکه آن را بربافته، بلکه او شاعری است. پس همان‌گونه که پیشینیان [: پیامبران پیشین] (با نشانه‌ای ربانی) فرستاده شدند، باید برای ما (همانند آنها) نشانه‌ای بیاورد.» quran_en_fa (As to those) before them, not one of the populations which We destroyed believed: will these believe? پیش از آنان [اهل] هیچ شهری که آن را نابود کردیم [با دیدن معجزه] ایمان نیاوردند؛ پس آیا اینان ایمان می‌آورند؟!///پیش از آنان [اهل] هیچ شهری که آن را نابود کردیم [با دیدن معجزه] ایمان نیاوردند؛ پس آیا اینان ایمان می‌آورند؟!///پیش از آنها مردم قریه‌اى را که هلاک کردیم ایمان نیاورده بودند. آیا اینان ایمان مى‌آورند؟///قبل از آنها [نیز مردم‌] هیچ شهرى که آنها را هلاک نمودیم، [به معجزه‌هاى ما] ایمان نیاوردند، پس آیا اینان ایمان مى‌آورند///قبل از آنان [نیز مردم‌] هیچ شهرى -که آن را نابود کردیم- [به آیات ما] ایمان نیاوردند. پس آیا اینان [به معجزه‌] ایمان مى‌آورند؟///تمام آبادى‌هایى که پیش از اینها هلاکشان کردیم، [تقاضاى این‌گونه معجزات را کردند؛ ولى همین که خواسته­شان عملى شد،] ایمان نیاوردند. پس آیا اینان ایمان مى‌آورند؟///پیش از اهل مکه هم ما اهل هر شهری که ایمان (به خدا و روز قیامت) نیاوردند همه را هلاک کردیم آیا اهل مکه ایمان خواهند آورد؟///پیش از آنان هم اهل هیچ شهری که [بعدها] نابودش کردیم، ایمان نیاورده بودند، آیا آن وقت اینان ایمان می‌آورند؟///تمام آبادیهایی که پیش از اینها هلاک کردیم (تقاضای معجزات گوناگون کردند، و خواسته آنان عملی شد، ولی) هرگز ایمان نیاوردند؛ آیا اینها ایمان می‌آورند؟!///ایمان نیاورد پیش از ایشان شهری که نابودش ساختیم پس آیا اینان ایمان می‌آورند///پیش از آنان هیچ مجتمعی - که آن را نابود کردیم - (به آیات ما) ایمان نیاوردند. پس آیا اینان (به نشانه‌ای ربانی) ایمان می‌آورند؟ quran_en_fa Before thee, also, the messengers We sent were but men, to whom We granted inspiration: If ye realise this not, ask of those who possess the Message. و پیش از تو [برای هدایت مردم] نفرستادیم مگر مردانی را که به آنان وحی می‌نمودیم. اگر نمی‌دانید از دانایان [به کتاب‌های آسمانی و آگاهان به اخبار پیشینیان] بپرسید [که همه پیامبران از جنس خود بشر بودند، نه فرشته]///و پیش از تو [برای هدایت مردم] نفرستادیم مگر مردانی را که به آنان وحی می‌نمودیم. اگر نمی‌دانید از دانایان [به کتاب‌های آسمانی و آگاهان به اخبار پیشینیان] بپرسید [که همه پیامبران از جنس خود بشر بودند، نه فرشته]///ما پیش از تو به رسالت نفرستادیم مگر مردانى را که به آنها وحى مى‌کردیم و اگر خود نمى‌دانید از اهل کتاب بپرسید.///و پیش از تو نیز نفرستادیم مگر مردانى را که به آنها وحى مى‌کردیم. پس اگر خود نمى‌دانید از اهل ذکر [و کتاب دانان‌] بپرسید///و پیش از تو [نیز] جز مردانى را که به آنان وحى مى‌کردیم گسیل نداشتیم. اگر نمى‌دانید از پژوهندگان کتابهاى آسمانى بپرسید.///و ما [هیچ پیامبرى را] پیش از تو نفرستادیم، مگر این که [آنها نیز] مردانى بودند که ما به ایشان وحى مى‌کردیم، پس اگر نمى‌دانید از آگاهان بپرسید.///و ما پیش از تو کسی را به رسالت نفرستادیم جز مردانی (پاک) را که به آنها (هم مانند تو) وحی می‌فرستادیم؛ شما اگر خود نمی‌دانید بروید و از اهل ذکر (و دانشمندان امت) سؤال کنید.///و ما پیش از تو جز مردانی که به آنان وحی می‌فرستادیم، نفرستادیم، اگر نمی‌دانید از پژوهندگان کتابهای آسمانی بپرسید///ما پیش از تو، جز مردانی که به آنان وحی می‌کردیم، نفرستادیم! (همه انسان بودند، و از جنس بشر!) اگر نمی‌دانید، از آگاهان بپرسید.///و نفرستادیم پیش از تو جز مردانی را که وحی می‌کردیم بسوی آنان پس بپرسید اهل کتاب را اگر نمی‌دانید///و پیش از تو جز مردانی را که به آنان وحی کنیم گسیل نداشتیم و اگر نمی‌دانسته‌اید (و نتوانید هم بدانید) پس از یادآوران (کتاب‌های آسمانی) بپرسید. quran_en_fa Nor did We give them bodies that ate no food, nor were they exempt from death. و آنان را جسدهایی که غذا نخورند قرار ندادیم، و جاویدان هم نبودند [که از دنیا نروند.]///و آنان را جسدهایی که غذا نخورند قرار ندادیم، و جاویدان هم نبودند [که از دنیا نروند.]///آنها را کالبدهایى نکردیم که به طعام نیازمند نباشند و عمر جاویدان هم نداشتند.///و آنان را جسدى قرار ندادیم که طعام نخورند، و عمر جاویدان هم نداشتند///و ایشان را جسدى که غذا نخورند قرار ندادیم و جاویدان [هم‌] نبودند.///و ما براى آنها بدن‌هایى که به غذا نیاز نداشته باشند، قرار ندادیم و آنها جاویدان نبودند.///و ما پیغمبران را (چون فرشته) بدون بدن دنیوی قرار ندادیم تا به غذا و طعام محتاج نباشند و در دنیا هم همیشه زنده نماندند.///و ما آنان را به صورت پیکری نساخته بودیم که خوراک نخورند و آنان هم جاودانه نبودند///آنان را پیکرهایی که غذا نخورند قرار ندادیم! عمر جاویدان هم نداشتند!///و نگردانیدیمشان کالبدی که نخورند خوراک را و نبودند جاودانان‌///و ایشان را جسدهایی که غذا نخورند قرار ندادیم و (در زندگی دنیا هم) جاودان نبوده‌اند. quran_en_fa In the end We fulfilled to them Our Promise, and We saved them and those whom We pleased, but We destroyed those who transgressed beyond bounds. سپس به وعده‌ای که به آنان داده بودیم [که شکست برای دشمنان لجوج و پیروزی برای آنان است] وفا کردیم، و آنان و هر که را می‌خواستیم، نجات دادیم و متجاوزان [از حدود حق] را هلاک کردیم.///سپس به وعده‌ای که به آنان داده بودیم [که شکست برای دشمنان لجوج و پیروزی برای آنان است] وفا کردیم، و آنان و هر که را می‌خواستیم، نجات دادیم و متجاوزان [از حدود حق] را هلاک کردیم.///سپس هر وعده‌اى که با ایشان نهادیم برآوردیم، و آنها و هر کس را که خواستیم رهانیدیم و گزافکاران را هلاک کردیم.///سپس وعده‌ى خود را بر آنها محقق کردیم و آنها و هر که را خواستیم نجات دادیم و تجاوزکاران را هلاک نمودیم///سپس وعده [خود] به آنان را راست گردانیدیم و آنها و هر که را خواستیم نجات دادیم و افراطکاران را به هلاکت رسانیدیم.///سپس ما به وعده‌اى که به آنان داده بودیم، وفا کردیم. پس آنان و هر که را خواستیم، نجات دادیم و اسراف‌کاران را نابود کردیم.///آن‌گاه ما به وعده‌ای که به آنها دادیم وفا کردیم و آنان را با هر که خواستیم (از شر دشمنان) نجات دادیم و مسرفان ظالم را هلاک گردانیدیم.///سپس وعده خویش را درباره آنان تحقق بخشیدیم و آنان و کسانی را که می‌خواستیم نجات دادیم و اسرافکاران را نابود ساختیم‌///سپس وعده‌ای را که به آنان داده بودیم، وفا کردیم! آنها و هر کس را که می‌خواستیم (از چنگ دشمنانشان) نجات دادیم؛ و مسرفان را هلاک نمودیم!///پس راست آوردیمشان وعده را پس رهاشان ساختیم و هر که را خواهیم و نابود کردیم اسراف کنان را///سپس وعده (‌ی خود) را به آنان راست آوردیم، پس آنها و هر که را خواستیم نجات دادیم و افراط‌کاران را به هلاکت رساندیم. quran_en_fa We have revealed for you (O men!) a book in which is a Message for you: will ye not then understand? بی تردید کتابی به سوی شما نازل کردیم که مایه [شرف، بزرگواری، رشد و سعادت] شما در آن است؛ آیا نمی‌اندیشید.///بی تردید کتابی به سوی شما نازل کردیم که مایه [شرف، بزرگواری، رشد و سعادت] شما در آن است؛ آیا نمی‌اندیشید.///کتابى بر شما نازل کرده‌ایم که در آن آوازه بزرگى شماست. آیا به عقل در نمى‌یابید؟///همانا ما کتابى به سوى شما نازل کردیم که یاد شما در آن است، آیا نمى‌اندیشید///در حقیقت، ما کتابى به سوى شما نازل کردیم که یاد شما در آن است. آیا نمى‌اندیشید؟///همانا بر شما کتابى فرستاده‌ایم که وسیله تذکر [و بیدارى] شما در آن است، آیا نمى‌اندیشید؟!///همانا ما به سوی شما امت کتابی که مایه شرافت و عزت شماست فرستادیم، آیا نباید در این کتاب بزرگ تعقل کرده و حقایق آن را فهم کنید؟///به راستی که به سوی شما کتابی فرو فرستاده‌ایم که در آن یاد [و سخن‌] شما هست، آیا تعقل نمی‌کنید؟///ما بر شما کتابی نازل کردیم که وسیله تذکر (و بیداری) شما در آن است! آیا نمی‌فهمید؟!///و همانا فرستادیم بسوی شما نامه‌ای که در آن است یادآوری شما پس آیا بخرد نمی‌یابید///همانا به راستی کتابی سویتان نازل کردیم که یاد شما در آن است. آیا پس (از این هم) نمی‌اندیشید؟ quran_en_fa How many were the populations We utterly destroyed because of their iniquities, setting up in their places other peoples? و چه بسیار از شهرهایی که [اهلش] ستمکار بودند، درهم شکستیم، و پس از آنان قومی دیگرپدید آوردیم.///و چه بسیار از شهرهایی که [اهلش] ستمکار بودند، درهم شکستیم، و پس از آنان قومی دیگرپدید آوردیم.///و چه بسیار ستمکاره مردمى را که هلاک کردیم و به جایشان مردمى دیگر بیافریدیم.///و چه بسیار شهرهایى را که [مردمش‌] ستمکار بودند درهم شکستیم و پس از آنها قومى دیگر پدید آوردیم///و چه بسیار شهرها را که [مردمش‌] ستمکار بودند در هم شکستیم، و پس از آنها قومى دیگر پدید آوردیم.///و ما چه بسیار آبادى‌ها را درهم شکستیم که [مردمش] ستمگر بودند و پس از آنها قومى دیگر را پدید آوردیم.///و چه بسیار مردم ستمگری در شهر و دیارها بودند که ما آنها را درهم شکسته و هلاک ساختیم و قومی دیگر به جای آنها بیافریدیم.///و چه بسیار شهرهایی را که [اهالی آن‌] ستمگر بودند، درهم شکستیم، و بعد از آنان قومی دیگر پدید آوردیم‌///چه بسیار آبادیهای ستمگری را در هم شکستیم؛ و بعد از آنها، قوم دیگری روی کار آوردیم!///و چه بسا در هم شکستیم شهری را که بود ستمگر و پدید آوردیم پس از آن قومی دیگر را///و چه بسیار مجتمعاتی را که ستمکار بودند در هم شکستیم و پس از آنها گروهی دیگر پدید آوردیم. quran_en_fa Yet, when they felt Our Punishment (coming), behold, they (tried to) flee from it. پس هنگامی که عذاب ما را احساس کردند، ناگهان از آن می‌گریختند.///پس هنگامی که عذاب ما را احساس کردند، ناگهان از آن می‌گریختند.///چون عذاب ما را حس مى‌کردند به ناگاه از آنجا مى‌گریختند.///پس چون عذاب ما را احساس کردند، به ناگاه از شهر مى‌گریختند///پس چون عذاب ما را احساس کردند، بناگاه از آن مى‌گریختند.///پس چون قهر ما را احساس کردند، ناگهان پا به فرار گذاشتند.///پس هنگامی که آن ستمکاران عذاب ما را به چشم مشاهده کردند از آن دیار رو به فرار نهادند.///و چون عذاب ما را احساس کردند، آنگاه بود که از آن گریختند///هنگامی که عذاب ما را احساس کردند، ناگهان پا به فرار گذاشتند!///تا گاهی که احساس کردند خشم ما را ناگاه از آن می‌دوند///پس چون برخورد شدیدمان را احساس کردند ناگهان از آن می‌گریزند. quran_en_fa Flee not, but return to the good things of this life which were given you, and to your homes in order that ye may be called to account. [از روی استهزا و تحقیر به آنان گفتند:] فرار نکنید، و به سوی زندگی مرفهی که در آن نازپرورده [و مغرور] بودید و خانه هایتان بازگردید تا [بار دیگر به وسیله تهیدستان و مستمندان] از شما درخواست کمک شود [و شما آنان را با کبر و نخوت برانید.]///[از روی استهزا و تحقیر به آنان گفتند:] فرار نکنید، و به سوی زندگی مرفهی که در آن نازپرورده [و مغرور] بودید و خانه هایتان بازگردید تا [بار دیگر به وسیله تهیدستان و مستمندان] از شما درخواست کمک شود [و شما آنان را با کبر و نخوت برانید.]///مگریزید. به ناز و تنعم و خانه‌هاى خویش بازگردید، تا بازخواست گردید.///[به استهزا گفته مى‌شد]، نگریزید و به زندگى خوش و به خانه‌هاى خود برگردید تا شاید [فقرا] از شما حاجت خواهند [و شما هم ندهید]/// [هان‌] مگریزید، و به سوى آنچه در آن متنعم بودید و [به سوى‌] سراهایتان بازگردید، باشد که شما مورد پرسش قرار گیرید.///[از روى استهزا و تحقیر به آنان گفتند:] «فرار نکنید! و به سوى زندگى مرفهى که در آن نازپرورده بودید و به خانه‌هایتان بازگردید، تا شاید [بار دیگر توسط تهی‌دستان‌] از شما درخواست کمک شود [و شما آنان را با کبر و نخوت برانید].///(در آن حال به آنها خطاب شد که) مگریزید و رو به کامرانیها و خانه‌های خود آرید (و به اصلاح فسادکاری خویش بپردازید) که روزی ممکن است از آن بازخواست شوید.///نگریزید و به مهد ناز و نعمت و خانه و کاشانه‌تان باز گردید، باشد که از شما بازخواست شود///(گفتیم:) فرار نکنید؛ و به زندگی پر ناز و نعمت، و به مسکنهای پر زرق و برقتان بازگردید! شاید (سائلان بیایند و) از شما تقاضا کنند (شما هم آنان را محروم بازگردانید)!///ندوید و بازگردید بسوی آنچه هوسران بودید در آن و نشیمنهای خویش شاید پرسش شوید///(هان! از آن برخورد) مگریزید و سوی آنچه در آن متنعم شدید و (سوی) مسکن‌هایتان بازگردید، شاید شما مورد پرسش قرار گیرید. quran_en_fa They said: "Ah! woe to us! We were indeed wrong-doers!" [با دیدن عذاب فریاد برداشتند و] گفتند: ای وای بر ما که ما قطعا ستمکار بودیم!///[با دیدن عذاب فریاد برداشتند و] گفتند: ای وای بر ما که ما قطعا ستمکار بودیم!///گفتند: واى بر ما، ما ستمکاره بوده‌ایم.///گفتند: اى واى بر ما، که ما واقعا ستمگر بودیم///گفتند: «اى واى بر ما، که ما واقعا ستمگر بودیم.»///[و چون عذاب ما را جدى دیدند،] گفتند: «اى واى بر ما! به یقین ما ستمکار بوده‌ایم.»///ظالمان به حسرت و ندامت گفتند: وای بر ما که سخت ستمکار بودیم.///گویند وای بر ما، ما ستمگر [و مشرک‌] بودیم‌///گفتند: «ای وای بر ما! به یقین ما ستمگر بودیم!»///گفتند ای وای بر ما همانا بودیم ما ستمگران‌///گفتند: «ای وای بر ما! ما بی‌گمان ستمگر بوده‌ایم.» quran_en_fa And that cry of theirs ceased not, till We made them as a field that is mown, as ashes silent and quenched. پس همواره سخنشان همین بود تا آنکه آنان را ریشه کن و خاموش ساختیم.///پس همواره سخنشان همین بود تا آنکه آنان را ریشه کن و خاموش ساختیم.///و همواره سخنشان این بود، تا همه را چون کشته درویده و آتش خاموش گشته گردانیدیم.///سخنشان پیوسته همین بود تا آنان را درو کردیم و خاموش ساختیم///سخنشان پیوسته همین بود، تا آنان را دروشده بى‌جان گردانیدیم.///و پیوسته، این سخن آنان بود تا ما آنها را درو کردیم و خاموش و بى‌حرکت ساختیم.///و پیوسته همین گفتار (حسرت بار) بر زبانشان بود تا آنکه ما همه را طعمه شمشیر مرگ و خاموش هلاکت ساختیم.///و همچنان سخنشان این است تا آنکه آنان را همچون [گیاه‌] درو شده پژمرده گردانیم‌///و همچنان این سخن را تکرار می‌کردند، تا آنها را درو کرده و خاموش ساختیم!///پس بود پیوسته این سخن ایشان تا گردانیدیمشان درویدگانی خموش‌///پس خواستشان پیوسته همان بود، تا آنان را دروشدگانی (بی‌جان و) خاموشان گردانیدیم. quran_en_fa Not for (idle) sport did We create the heavens and the earth and all that is between! و ما آسمان و زمین و آنچه را میان آن دو قرار دارد به بازی نیافریده‌ایم.///و ما آسمان و زمین و آنچه را میان آن دو قرار دارد به بازی نیافریده‌ایم.///ما این آسمان و زمین و آنچه را میان آن دوست به بازیچه نیافریده‌ایم.///و آسمان و زمین و آنچه را که میان آن دو است بازى‌کنان نیافریدیم///و آسمان و زمین و آنچه را که میان آن دو است به بازیچه نیافریدیم.///و ما، آسمان و زمین و آنچه را که میان آنهاست، براى بازى نیافریدیم.///و ما آسمان و زمین و آنچه را که بین زمین و آسمان است به بازیچه نیافریدیم.///و ما آسمانها و زمین و ما بین آنها را به بازیچه نیافریده‌ایم‌///ما آسمان و زمین، و آنچه را در میان آنهاست از روی بازی نیافریدیم!///و نیافریدیم آسمان و زمین و آنچه را میان آنها است بازی‌کنان‌///و ما آسمان و زمین و آنچه را میان آن دو است بازی‌کنان نیافریدیم. quran_en_fa If it had been Our wish to take (just) a pastime, We should surely have taken it from the things nearest to Us, if We would do (such a thing)! اگر می‌خواستیم بازیچه و سرگرمی انتخاب کنیم، چنان چه، [بر فرض محال] کننده [این کار] بودیم، آن را از نزد ذات خود [برابر با شأنمان] انتخاب می‌کردیم [نه از آسمان و زمین که مملوک ما هستند.]///اگر می‌خواستیم بازیچه و سرگرمی انتخاب کنیم، چنان چه، [بر فرض محال] کننده [این کار] بودیم، آن را از نزد ذات خود [برابر با شأنمان] انتخاب می‌کردیم [نه از آسمان و زمین که مملوک ما هستند.]///اگر خواستار بازیچه‌اى مى‌بودیم خود آن را مى‌آفریدیم، اگر خواسته بودیم.///اگر مى‌خواستیم مشغولیتى بگیریم، قطعا آن را از نزد خود اختیار مى‌کردیم///اگر مى‌خواستیم بازیچه‌اى بگیریم، قطعا آن را از پیش خود اختیار مى‌کردیم.///[به فرض محال] اگر مى‌خواستیم سرگرمى برگزینیم، چیزى متناسب [با شأن] خود انتخاب مى‌کردیم.///اگر می‌خواستیم جهان را به بازی گرفته و کاری بیهوده انجام دهیم می‌کردیم.///اگر می‌خواستیم که بازیچه بگیریم، به اختیار خویش می‌گرفتیم که ما کاردانیم‌///(بفرض محال) اگر می‌خواستیم سرگرمی انتخاب کنیم، چیزی متناسب خود انتخاب می‌کردیم!///اگر می‌خواستیم برگیریم سرگرمیی همانا برمی گرفتیمش از نزد خود اگر بودیم کنندگان‌///اگر بخواهیم بازیچه‌ای برگیریم، به‌راستی آن را از پیش خود اختیار می‌کنیم‌؛ اگر کننده‌ (ی این کار) بوده‌ایم. quran_en_fa Nay, We hurl the Truth against falsehood, and it knocks out its brain, and behold, falsehood doth perish! Ah! woe be to you for the (false) things ye ascribe (to Us). نه، بلکه [شأن ما این است که] با حق بر باطل می‌کوبیم تا آن را درهم شکند [و از هم بپاشد] پس ناگهان باطل نابود شود؛ و وای بر شما از آنچه [درباره خدا و مخلوقات او به ناحق] توصیف می‌کنید.///نه، بلکه [شأن ما این است که] با حق بر باطل می‌کوبیم تا آن را درهم شکند [و از هم بپاشد] پس ناگهان باطل نابود شود؛ و وای بر شما از آنچه [درباره خدا و مخلوقات او به ناحق] توصیف می‌کنید.///بلکه حق را بر سر باطل مى‌زنیم، تا آن را درهم کوبد و باطل نابود شونده است. و واى بر شما از آنچه به خدا نسبت مى‌دهید.///بلکه حق را بر سر باطل مى‌افکنیم پس آن را درهم مى‌شکند و ناگهان آن نابود مى‌گردد. واى بر شما از آنچه وصف مى‌کنید///بلکه حق را بر باطل فرو مى‌افکنیم، پس آن را در هم مى‌شکند، و بناگاه آن نابود مى‌گردد. واى بر شما از آنچه وصف مى‌کنید.///بلکه ما حق را بر باطل مى‌کوبیم تا مغز آن را درهم بشکند [و از هم بپاشد]. پس بى‌درنگ، باطل محو و نابود مى‌شود و واى بر شما از آنچه [خداوند را به آن] وصف مى‌کنید [و نسبت بیهوده‌کارى به او مى‌دهید.]///بلکه ما همیشه حق را بر باطل غالب و فیروز می‌گردانیم تا باطل را محو و نابود سازد و باطل بی‌درنگ نابود می‌شود، و وای بر شما که خدا را به وصف کار باطل و بازیچه متصف می‌گردانید.///بلکه حق را بر باطل می‌کوبیم و آن را فرو می‌شکافد، آنگاه است که آن نابود می‌گردد، و وای بر شما از توصیفی که می‌کنید///بلکه ما حق را بر سر باطل می‌کوبیم تا آن را هلاک سازد؛ و این گونه، باطل محو و نابود می‌شود! اما وای بر شما از توصیفی که (درباره خدا و هدف آفرینش) می‌کنید!///بلکه می‌افکنیم حق را بر باطل تا تباه سازدش که ناگهان آن است برافتاده و وای شما را از آنچه می‌ستائید///بلکه با (نیروی) حق بر باطل می‌افکنیم، پس بینی‌اش را به خاک می‌کشاند، پس ناگهان (هم) آن نابود است. و وای بر شما از آنچه توصیف می‌کنید. quran_en_fa To Him belong all (creatures) in the heavens and on earth: Even those who are in His (very) Presence are not too proud to serve Him, nor are they (ever) weary (of His service): و هر که در آسمان‌ها و زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست، و کسانی که [از فرشتگان] در محضر اویند از بندگیش تکبر نمی‌ورزند و خسته و درمانده نمی‌شوند.///و هر که در آسمان‌ها و زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست، و کسانی که [از فرشتگان] در محضر اویند از بندگیش تکبر نمی‌ورزند و خسته و درمانده نمی‌شوند.///از آن اوست هر که در آسمانها و زمین است. و آنان که در نزد او هستند، از عبادتش به تکبر سر نمى‌تابند و خسته نمى‌شوند.///و هر که در آسمان‌ها و زمین است از آن اوست، و کسانى که نزد اویند از پرستش وى سرباز نمى‌زنند و ملول نمى‌شوند///و هر که در آسمانها و زمین است براى اوست، و کسانى که نزد اویند از پرستش وى تکبر نمى‌ورزند و درمانده نمى‌شوند.///و براى اوست هر که در آسمان‌ها و زمین است و کسانى که نزد او هستند، [فرشتگان،] از عبادت او تکبر نمى‌ورزند و خسته و درمانده نمى‌شوند.///و هر چه در آسمانها و زمین است همه ملک خداست، و فرشتگان و ارواح قدسی که در پیشگاه حضرتش مقربند هیچ‌گاه از بندگیش گردنکشی و سرپیچی نکنند و (از عبادتی که به شوق و رغبت می‌کنند) هرگز خسته و ملول نشوند.///و هرکس که در آسمانها و زمین است از آن اوست و کسانی که نزد او هستند از پرستش او سر بازنمی‌زنند و خسته نمی‌شوند///از آن اوست آنان که در آسمانها و زمینند! و آنها که نزد اویند [= فرشتگان‌] هیچ گاه از عبادتش استکبار نمی‌ورزند، و هرگز خسته نمی‌شوند.///و از آن وی است آنکه در آسمانها و زمین است و آنان که نزد اویند سرنپیچند از پرستش او و نه خسته شوند///و هر که در آسمان‌ها و زمین است تنها برای اوست و کسانی که نزد اویند [: به او نزدیکند] از پرستش وی تکبر نمی‌ورزند و (هرگز) از آن حسرت بار (خسته و رنجور) نمی‌گردند. quran_en_fa They celebrate His praises night and day, nor do they ever flag or intermit. شبانه روز او را بی آنکه سست شوند، تسبیح می‌گویند.///شبانه روز او را بی آنکه سست شوند، تسبیح می‌گویند.///شب و روز، بى آنکه فتورى در آنان پدید آید، تسبیح مى‌گویند.///آنها شب و روز بى‌هیچ سستى تسبیح مى‌کنند///شبانه روز، بى‌آنکه سستى ورزند، نیایش مى‌کنند.///آنان شبانه‌روز بى­آنکه سستى ورزند، خداوند را به پاکى مى‌ستایند.///همه به شب و روز بی‌آنکه هیچ سستی کنند به تسبیح و ستایش او مشغولند.///شب و روز نیایش می‌کنند و سستی نمی‌ورزند///(تمام) شب و روز را تسبیح می‌گویند؛ و سست نمی‌گردند.///تسبیح می‌کنند شب و روز و سستی نمی‌کنند///شباروز، بی‌آنکه سستی ورزند (تنها او را) تنزیه می‌کنند. quran_en_fa Or have they taken (for worship) gods from the earth who can raise (the dead)? آیا معبودانی از زمین اختیار کرده‌اند که آنان مردگان را زنده می‌کنند؟!///آیا معبودانی از زمین اختیار کرده‌اند که آنان مردگان را زنده می‌کنند؟!///آیا در زمین خدایانى برگزیده‌اند که مردگان را از گور برمى‌انگیزند؟///آیا براى خود خدایانى از زمین اختیار کرده‌اند که آنها حیات دوباره مى‌دهند///آیا براى خود خدایانى از زمین اختیار کرده‌اند که آنها [مردگان را] زنده مى‌کنند؟///آیا خدایانى که [کفار] از زمین برگزیده‌اند، مردگان را زنده مى‌کنند؟///مگر این مردم (مشرک نادان) خدایانی از همین زمین برگرفته‌اند که جان آفرین باشند؟///یا خدایانی زمینی به پرستش گرفته‌اند که برانگیزاننده آنان [در قیامت‌] اند؟///آیا آنها خدایانی از زمین برگزیدند که (خلق می‌کنند و) منتشر می‌سازند؟!///آیا برگرفتند خدایانی از زمین که ایشان زنده کنند///یا برای خود خدایانی از زمین اختیار کرده‌اند (که) همانان (مردگان را) زنده می‌کنند؟ quran_en_fa If there were, in the heavens and the earth, other gods besides Allah, there would have been confusion in both! but glory to Allah, the Lord of the Throne: (High is He) above what they attribute to Him! اگر در آسمان و زمین معبودانی جز خدا بود بی تردید آن دو تباه می‌شد؛ پس منزه است خدای صاحب عرش از آنچه [او را به ناحق به آن] وصف می‌کنند.///اگر در آسمان و زمین معبودانی جز خدا بود بی تردید آن دو تباه می‌شد؛ پس منزه است خدای صاحب عرش از آنچه [او را به ناحق به آن] وصف می‌کنند.///اگر در زمین و آسمان خدایانى جز الله مى‌بود، هر دو تباه مى‌شدند. پس الله، پروردگار عرش، از هر چه به وصفش مى‌گویند منزه است.///اگر در زمین و آسمان غیر از خداى یگانه خدایان دیگرى مى‌بود، قطعا زمین و آسمان تباه مى‌شد. پس منزه است خدا- صاحب عرش- از آنچه وصف مى‌کنند///اگر در آنها [=زمین و آسمان‌] جز خدا، خدایانى [دیگر] وجود داشت، قطعا [زمین و آسمان‌] تباه مى‌شد. پس منزه است خدا، پروردگار عرش، از آنچه وصف مى‌کنند.///اگر در آسمان‌ها و زمین، خدایان دیگرى غیر از الله وجود داشت، حتما آن دو تباه مى‌شدند [و نظام جهان به هم مى‌خورد]. پس منزه است خداوند پروردگار عرش، از آنچه [ناآگاهان] وصف مى‌کنند.///اگر در آسمان و زمین غیر از خدای یکتا خدایانی وجود داشت همانا خلل و فساد در آسمان و زمین راه می‌یافت، پس (از نظم ثابت عالم) بدانید که پادشاه ملک وجود خدای یکتاست و از توصیف و اوهام مشرکان پاک و منزه است.///اگر در آن دو خدایان متعددی جز خداوند [یگانه‌] بود، تباه می‌شدند، خداوند صاحب عرش از توصیف آنان منزه است‌///اگر در آسمان و زمین، جز «الله» خدایان دیگری بود، فاسد می‌شدند (و نظام جهان به هم می‌خورد)! منزه است خداوند پروردگار عرش، از توصیفی که آنها می‌کنند!///اگر می‌بود در آنها خدایانی جز خدا هر آینه فاسد می‌شدند پس منزه است خدا پروردگار عرش از آنچه می‌ستایند///اگر در آن دو [: زمین و آسمان] جز خدا، خدایانی (دیگر) بودند، ناگزیر (این خدایان و زمین و آسمان) تباه می‌شدند. پس منزه است خدا، پروردگار عرش (فرماندهی) از آنچه توصیف می‌کنند. quran_en_fa He cannot be questioned for His acts, but they will be questioned (for theirs). خدا از آنچه انجام می‌دهد، بازخواست نمی‌شود و آنان [در برابر خدا] بازخواست خواهند شد.///خدا از آنچه انجام می‌دهد، بازخواست نمی‌شود و آنان [در برابر خدا] بازخواست خواهند شد.///او در برابر هیچ یک از کارهایى که مى‌کند، بازخواست نمى‌شود ولى مردم بازخواست مى‌شوند.///[خدا] از آنچه مى‌کند بازخواست نمى‌شود، ولى آن‌ها بازخواست مى‌شوند///در آنچه [خدا] انجام مى‌دهد چون و چرا راه ندارد، و [لى‌] آنان [=انسانها] سؤال خواهند شد.///هیچ‌کس نمى‌تواند بر کار او خرده بگیرد؛ ولى در کارهاى آنها، جاى سؤال و ایراد است.///و او بر هر چه می‌کند بازخواست نشود ولی خلق از کردارشان بازخواست می‌شوند.///[او] در آنچه می‌کند بازخواست نمی‌شود، و ایشان [/ انسانها] بازخواست می‌شوند///هیچ کس نمی‌تواند بر کار او خرده بگیرد؛ ولی در کارهای آنها، جای سؤال و ایراد است!///پرسش نشود از آنچه کند و ایشان پرسش شوند///(خدا) از آنچه می‌کند بازخواست نمی‌شود و (حال آنکه) آنان بازخواست می‌شوند. quran_en_fa Or have they taken for worship (other) gods besides him? Say, "Bring your convincing proof: this is the Message of those with me and the Message of those before me." But most of them know not the Truth, and so turn away. [شگفتا!] آیا به جای خدا معبودانی اختیار کرده‌اند؟ بگو: [اگر انتخاب شما حق است] دلیل و برهانتان را [بر آن] بیاورید، این [قرآن] یادآور امت من [نسبت به توحید و نفی شرک] و یادآور امت‌های پیش از من [نسبت به معارف توحیدی دیگر کتاب‌های آسمانی] است؛ [حق نه این است که مشرکان می‌گویند] بلکه بیشترشان حق را نمی‌شناسند و به این سبب از آن روی گردانند.///[شگفتا!] آیا به جای خدا معبودانی اختیار کرده‌اند؟ بگو: [اگر انتخاب شما حق است] دلیل و برهانتان را [بر آن] بیاورید، این [قرآن] یادآور امت من [نسبت به توحید و نفی شرک] و یادآور امت‌های پیش از من [نسبت به معارف توحیدی دیگر کتاب‌های آسمانی] است؛ [حق نه این است که مشرکان می‌گویند] بلکه بیشترشان حق را نمی‌شناسند و به این سبب از آن روی گردانند.///آیا به جز او خدایانى را برگزیده‌اند؟ بگو: حجت خویش بیاورید. در این کتاب سخن کسانى است که با من هستند و سخن کسانى که پیش از من بوده‌اند. نه، بیشترینشان چیزى از حق نمى‌دانند و از آن اعراض مى‌کنند.///آیا به جاى او خدایانى براى خود گرفته‌اند؟ بگو: برهانتان را بیاورید. این [حجت خواهى‌] سخن و تذکار کسانى است که با منند و تذکار کسانى است که پیش از من بودند. اما بیشترشان حق را نمى‌شناسند و لذا از آن رویگردانند///آیا به جاى او خدایانى براى خود گرفته‌اند؟ بگو: «برهانتان را بیاورید.» این است یادنامه هر که با من است و یادنامه هر که پیش از من بوده. [نه!] بلکه بیشترشان حق را نمى‌شناسند و در نتیجه از آن رویگردانند.///آیا آنها به جاى خداوند [یکتا] خدایان دیگرى گرفته‌اند؟ بگو: «دلیلتان را بیاورید! این [قرآن] یادنامه‌ى پیروان من و یادنامه‌ى کسانى است که پیش از من بوده‌اند [که همه بر یکتایی خدا هم‌نظرند.]» اما بیشتر مردم، حق را نمى‌دانند، پس [از آن] روى‌گردانند.///آیا خدا را رها کرده و خدایان باطل بی‌اثر را برگرفتند؟ بگو: برهانتان چیست؟ بیاورید. این ذکر (خدای یکتا و دعوت به توحید، سخن من و عالمان) امت من است و همه انبیاء و دانشمندان پیش از من، اما بیشتر این مشرکان به حق دانا نیستند که از آن اعراض می‌کنند.///یا به جای او خدایانی را به پرستش گرفته‌اند؟ بگو برهانتان را بیاورید، این یاد کرد همراهان من و یاد کرد پیشینیان من است، ولی بیشترینه‌شان حق را نمی‌شناسند و رویگردانند///آیا آنها معبودانی جز خدا برگزیدند؟! بگو: «دلیلتان را بیاورید! این سخن کسانی است که با من هستند، و سخن کسانی [= پیامبرانی‌] است که پیش از من بودند!» اما بیشتر آنها حق را نمی‌دانند؛ و به همین دلیل (از آن) روی گردانند.///یا برگرفتند جز وی خدایانی بگو بیارید برهان خود را این است یادآوری آنان که با منند و یادآوری آنان که پیش از منند بلکه بیشترشان نمی‌دانند حق را پس ایشانند روی‌گردانان‌///یا غیر از او خدایانی برای خود برگرفته‌اند؟ بگو: «برهانتان را بیاورید.» این است یادواره‌ی هر که با من است و یادواره‌ی هر که پیش از من بوده‌است. (نه!) بلکه بیشترشان حق را نمی‌دانند، پس از آن رویگردانند. quran_en_fa Not a messenger did We send before thee without this inspiration sent by Us to him: that there is no god but I; therefore worship and serve Me. و پیش از تو هیچ پیامبری نفرستادیم مگر آنکه به او وحی کردیم که معبودی جز من نیست، پس تنها مرا بپرستید.///و پیش از تو هیچ پیامبری نفرستادیم مگر آنکه به او وحی کردیم که معبودی جز من نیست، پس تنها مرا بپرستید.///ما پیش از تو هیچ پیامبرى نفرستادیم، جز آنکه به او وحى کردیم که جز من خدایى نیست. پس مرا بپرستید.///و پیش از تو هیچ پیامبرى نفرستادیم جز این که به او وحى مى‌کردیم که: خدایى جز من نیست، پس مرا بپرستید///و پیش از تو هیچ پیامبرى نفرستادیم مگر اینکه به او وحى کردیم که: «خدایى جز من نیست، پس مرا بپرستید.»///و هر پیامبرى پیش از تو فرستادیم، به او وحى کردیم که معبودى جز من نیست، پس [تنها] مرا بپرستید.///و ما هیچ رسولی را پیش از تو به رسالت نفرستادیم جز آنکه به او وحی کردیم که به جز من خدایی نیست، پس مرا به یکتایی پرستش کنید و بس.///و ما پیش از تو هیچ پیامبری نفرستادیم، مگر آنکه به او وحی می‌فرستادیم که خدایی جز من نیست، پس مرا بپرستید///ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر اینکه به او وحی کردیم که: «معبودی جز من نیست؛ پس تنها مرا پرستش کنید.»///و نفرستادیم پیش از تو پیمبری مگر وحی کردیم بدو که نیست خدائی جز من پس مرا پرستش کنید///و ما پیش از تو هیچ رسولی نفرستادیم، جز (آنکه) سویش وحی می‌کنیم: «به‌راستی هیچ معبودی جز من نیست، پس تنها مرا بپرستید.» quran_en_fa And they say: "(Allah) Most Gracious has begotten offspring." Glory to Him! they are (but) servants raised to honour. و [مشرکان] گفتند: [خدای] رحمان فرشتگان را فرزند خود گرفته است. منزه است او، [فرشتگان، فرزند خدا نیستند] بلکه بندگانی گرامی و ارجمندند.///و [مشرکان] گفتند: [خدای] رحمان فرشتگان را فرزند خود گرفته است. منزه است او، [فرشتگان، فرزند خدا نیستند] بلکه بندگانی گرامی و ارجمندند.///و گفتند که خداى رحمان صاحب فرزند است. منزه است او. بلکه آنان بندگانى گرامى هستند،///و گفتند: خداى رحمان فرزندى گرفته است، منزه است او، بلکه [فرشتگان و اولیا] بندگانى ارجمندند///و گفتند: «[خداى‌] رحمان فرزندى اختیار کرده.» منزه است او. بلکه [فرشتگان‌] بندگانى ارجمندند،///و [کافران] گفتند: «[خداوند] رحمان فرزند گرفته است!» منزه است او! [فرشتگان، فرزند خدا نیستند؛] بلکه بندگانى گرامى هستند.///و مشرکان گفتند که خدای رحمان دارای فرزند است، (حاشا) خدا پاک و منزه از آن است، بلکه (کسانی را که مشرکان فرزند خدا پنداشتند از فرشتگان و مسیح و عزیر) همه بندگان گرامی و مقرب خدا هستند.///و گفتند که خداوند رحمان فرزندی برگزیده است، منزه است او، بلکه آنان [فرشتگان‌] بندگانی گرامی‌اند///آنها گفتند: «خداوند رحمان فرزندی برای خود انتخاب کرده است»! او منزه است (از این عیب و نقص)؛ آنها [= فرشتگان‌] بندگان شایسته اویند.///و گفتند برگرفت خداوند مهربان فرزندی منزه است او بلکه بندگانند گرامی‌///و گفتند: «(خدای) رحمان فرزندی برگرفته. ‌» او منزه است، بلکه (آنان) بندگانی گرامی شده‌اند. quran_en_fa They speak not before He speaks, and they act (in all things) by His Command. در گفتار بر او پیشی نمی‌گیرند، و آنان فقط به فرمان او عمل می‌کنند.///در گفتار بر او پیشی نمی‌گیرند، و آنان فقط به فرمان او عمل می‌کنند.///در سخن بر او پیشى نمى‌گیرند و به فرمان او کار مى‌کنند.///که در سخن بر او پیشى نمى‌گیرند و به فرمان او کار مى‌کنند///که در سخن بر او پیشى نمى‌گیرند، و خود به دستور او کار مى‌کنند.///آنان در کلام بر او پیشی نمى‌گیرند و به فرمان او عمل مى‌کنند.///که هرگز پیش از امر خدا کاری نخواهند کرد و هر چه کنند به فرمان او کنند.///در سخن بر او پیشدستی نکنند و به فرمان او کار کنند///هرگز در سخن بر او پیشی نمی‌گیرند؛ و (پیوسته) به فرمان او عمل می‌کنند.///پیشی نگیرند بر او به گفتار و ایشانند به فرمان او کارکنندگان‌///در سخن بر او پیشی نمی‌گیرند، حال آنکه تنها به دستور او کار می‌کنند. quran_en_fa He knows what is before them, and what is behind them, and they offer no intercession except for those who are acceptable, and they stand in awe and reverence of His (Glory). خدا همه گذشته آنان و آینده شان را می‌داند، و جز برای کسی که خدا بپسندد شفاعت نمی‌کنند، و آنان از ترس [عظمت و جلال] او هراسان و بیمناکند.///خدا همه گذشته آنان و آینده شان را می‌داند، و جز برای کسی که خدا بپسندد شفاعت نمی‌کنند، و آنان از ترس [عظمت و جلال] او هراسان و بیمناکند.///مى‌داند، هر چه در برابر آنهاست و هر چه پشت سر آنهاست. و آنان جز کسانى را که خدا از آنها خشنود است شفاعت نمى‌کنند و از بیم او لرزانند.///آنچه پیش رو و پشت سرشان است مى‌داند، و جز براى کسى که [خدا] رضایت دهد شفاعت نمى‌کنند و از مهابت او هراسانند///آنچه فراروى آنان و آنچه پشت سرشان است مى‌داند، و جز براى کسى که [خدا] رضایت دهد، شفاعت نمى‌کنند و خود از بیم او هراسانند.///[خداوند] آینده و گذشته‌ى آنها را مى‌داند و آنان جز براى کسى که خداوند از او خرسند باشد، شفاعت نمى‌کنند و خود از بیم او هراسانند.///هر چه آنان از ازل کرده و تا ابد می‌کنند همه را خدا می‌داند و هرگز از احدی جز آن کسی که خدا از او راضی است شفاعت نکنند و آنها دائم از خوف (قهر) خدا هراسانند.///او پیش روی آنان و پشت سرشان را می‌داند، و [فرشتگان‌] شفاعت نمی‌کنند مگر برای کسی که [خداوند] از او خشنود باشد، و ایشان از خوف و خشیت او بیمناکند///او اعمال امروز و آینده و اعمال گذشته آنها را می‌داند؛ و آنها جز برای کسی که خدا راضی (به شفاعت برای او) است شفاعت نمی‌کنند؛ و از ترس او بیمناکند.///می‌داند آنچه پیش روی ایشان و آنچه پشت سر ایشان و شفاعت نکنند جز برای هر که خواهد و ایشانند از بیم او هراسان‌///آنچه پیش رویشان و آنچه پشت (سر) شان است می‌داند، و جز برای کسی که (او) رضایت دهد شفاعت نمی‌کنند، حال آنکه از بیم او با تعظیم (وی) هراسانند. quran_en_fa If any of them should say, "I am a god besides Him", such a one We should reward with Hell: thus do We reward those who do wrong. و هر کس از آنان بگوید: من هم معبودی، غیر از اویم، دوزخ را به آن گوینده کیفر می‌دهیم، و ستمکاران را این گونه مجازات می‌کنیم.///و هر کس از آنان بگوید: من هم معبودی، غیر از اویم، دوزخ را به آن گوینده کیفر می‌دهیم، و ستمکاران را این گونه مجازات می‌کنیم.///هر کس از آنها که بگوید: من سواى او خدایم، جزاى چنین کسى را جهنم مى‌دهیم و ظالمان را چنین کیفر مى‌دهیم.///و هر که از آنها بگوید: من معبودى غیر از خدا هستم، او را به جهنم کیفر مى‌دهیم. [آرى‌] ستمکاران را این گونه سزا مى‌دهیم///و هر کس از آنان بگوید: «من [نیز] جز او خدایى هستم»، او را به دوزخ کیفر مى‌دهیم. [آرى‌] سزاى ستمکاران را این گونه مى‌دهیم.///و هر که از آنها، [فرشتگان و انسان‌ها و جنیان] بگوید: من به جاى خداوند، معبود هستم!» پس کیفر او را دوزخ قرار مى‌دهیم. ما این‌گونه ستمکاران را کیفر خواهیم داد.///و هر کس از آنها بگوید که من خدای عالمم دون خدای به حق، ما او را به آتش دوزخ کیفر خواهیم کرد، که سرکشان و ستمکاران را البته چنین مجازات می‌کنیم.///و هرکس از آنان که گوید من خدایی به جای او هستم، جهنم را جزای او می‌گردانیم، [و] بدین‌سان ستمگران [مشرک‌] را جزا می‌دهیم‌///و هر کس از آنها بگوید: «من جز خدا، معبودی دیگرم»، کیفر او را جهنم می‌دهیم! و ستمگران را این گونه کیفر خواهیم داد.///و آنکه بگوید از ایشان منم خدائی جز او پس آن را پاداش دهیم دوزخ بدینگونه کیفر دهیم ستمکاران را///و هرکس از آنان بگوید: «بی‌گمان من خدایی غیر از او هستم‌» پس آن گمراه دور را در دوزخ، کیفر می‌کنیم. (آری،) سزای ستمکاران را این گونه می‌دهیم. quran_en_fa Do not the Unbelievers see that the heavens and the earth were joined together (as one unit of creation), before we clove them asunder? We made from water every living thing. Will they not then believe? آیا کافران ندانسته‌اند که آسمان‌ها و زمین به هم بسته و پیوسته بودند و ما آن دو را شکافته و از هم باز کردیم و هر چیز زنده‌ای را از آب آفریدیم؟ پس آیا ایمان نمی‌آورند؟///آیا کافران ندانسته‌اند که آسمان‌ها و زمین به هم بسته و پیوسته بودند و ما آن دو را شکافته و از هم باز کردیم و هر چیز زنده‌ای را از آب آفریدیم؟ پس آیا ایمان نمی‌آورند؟///آیا کافران نمى‌دانند که آسمانها و زمین بسته بودند، ما آنها را گشودیم و هر چیز زنده‌اى را از آب پدید آوردیم؟ چرا ایمان نمى‌آورند؟///آیا کسانى که کافر شدند، ندیدند که آسمان‌ها و زمین بسته بودند [و آب و گیاه نمى‌دادند] و ما آنها را شکافتیم و هر چیز زنده‌اى را از آب پدید آوردیم؟ پس آیا ایمان نمى‌آورند///آیا کسانى که کفر ورزیدند ندانستند که آسمانها و زمین هر دو به هم پیوسته بودند، و ما آن دو را از هم جدا ساختیم، و هر چیز زنده‌اى را از آب پدید آوردیم؟ آیا [باز هم‌] ایمان نمى‌آورند؟///آیا کافران نمى‌بینند که آسمان‌ها و زمین به هم بسته و پیوسته بودند و ما، آن دو را شکافته و از یکدیگر باز کردیم؟ و هر چیز زنده را از آب پدید آوردیم. آیا باز ایمان نمى‌آورند؟///آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین بسته بود ما آنها را بشکافتیم و از آب هر چیز زنده‌ای را آفریدیم؟ پس چرا باز (مردم طبیعت و ماده‌پرست) به خدا ایمان نمی‌آورند؟///آیا کافران نیندیشیده‌اند که آسمانها و زمین فروبسته بودند، آنگاه آنها را برگشادیم، و هر موجود زنده‌ای را از آب آفریده‌ایم، آیا ایمان نمی‌آورند؟///آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند، و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم؛ و هر چیز زنده‌ای را از آب قرار دادیم؟! آیا ایمان نمی‌آورند؟!///آیا ندیدند آنان که کفر ورزیدند که آسمانها و زمین بسته بودند پس شکافتیم آنها را و گردانیدیم از آب هر چیز را زنده پس آیا ایمان نمی‌آورند///آیا و کسانی که کافر شدند ندانستند که آسمان‌ها و زمین هر دو به هم پیوسته بوده‌اند، پس ما آن دو را از هم جدا ساختیم، و هر چیز زنده‌ای را از آب نهادیم؟ آیا پس (از این هم) ایمان نمی‌آورند؟ quran_en_fa And We have set on the earth mountains standing firm, lest it should shake with them, and We have made therein broad highways (between mountains) for them to pass through: that they may receive Guidance. و در زمین کوه‌های استوار پدید آوردیم تا زمین آنان را نلرزاند، و در آن راه هایی فراخ و گشاده قرار دادیم تا [به سوی اهداف خود] راه یابند.///و در زمین کوه‌های استوار پدید آوردیم تا زمین آنان را نلرزاند، و در آن راه هایی فراخ و گشاده قرار دادیم تا [به سوی اهداف خود] راه یابند.///و بر زمین کوه‌ها بیافریدیم تا نلرزاندشان. و در آن راه‌هاى فراخ ساختیم، باشد که راه خویش بیابند.///و در زمین کوه‌هایى استوار نهادیم تا زمین آنان را نلرزاند، و در آن راه‌هایى فراخ پدید آوردیم تا راه خود را بیابند///و در زمین کوههایى استوار نهادیم تا مبادا [زمین‌] آنان [=مردم‌] را بجنباند، و در آن راههایى فراخ پدید آوردیم، باشد که راه یابند.///و در زمین، کوه‌هاى ثابت و استوار قرار دادیم تا [مبادا زمین] آنها را بلرزاند و در [میان] کوه‌ها، [دره‌هایى گشاده و] راه‌هاى فراخ پدید آوردیم، شاید که آنها راه یابند.///و در روی زمین کوههای استوار قرار دادیم تا خلق را از اضطراب زمین حفظ کند، و نیز راهها در کوه و جاده‌های پهناور در زمین برای هدایت و راهیابی مردم مقرر فرمودیم.///و در زمین کوههای استوار افکنده‌ایم تا ایشان را نجنباند و در آن راههایی گشاده پدید آوردیم باشد که راه یابند///و در زمین، کوه‌های ثابت و پابرجایی قرار دادیم، مبادا آنها را بلرزاند! و در آن، دره‌ها و راه‌هایی قرار دادیم تا هدایت شوند!///و نهادیم در زمین لنگرهائی نبادا کج شود بدیشان و نهادیم در آن شکافها و راه‌هائی شاید راهبری شوند///و در زمین کوه‌هایی استوار نهادیم تا مبادا (زمین) آنان [: مردمان] را سرنگون سازد، و در آن راه‌های سراشیب فراخ پدید آوردیم، شاید راه یابند. quran_en_fa And We have made the heavens as a canopy well guarded: yet do they turn away from the Signs which these things (point to)! و آسمان را سقفی محفوظ قرار دادیم در حالی که آنان [از تأمل و دقت در] نشانه‌های آن [که گواه توحید، ربوبیت و قدرت خداست] روی گردانند.///و آسمان را سقفی محفوظ قرار دادیم در حالی که آنان [از تأمل و دقت در] نشانه‌های آن [که گواه توحید، ربوبیت و قدرت خداست] روی گردانند.///و آسمان را سقفى مصون از تعرض کردیم و باز هم از عبرتهاى آن اعراض مى‌کنند.///و آسمان را سقفى محفوظ قرار دادیم، ولى آنها از [مطالعه‌] نشانه‌هاى آن رویگردانند///و آسمان را سقفى محفوظ قرار دادیم، و [لى‌] آنان از [مطالعه در] نشانه‌هاى آن اعراض مى‌کنند.///و آسمان را سقفى نگه‌داشته قرار دادیم و آنها از نشانه‌هاى آن روى‌گردانند.///و آسمان را سقفی محفوظ و طاقی محکم آفریدیم، و این کافران از مشاهده آیات آن اعراض می‌کنند.///و آسمانها را همچون سقفی محفوظ آفریده‌ایم، و حال آنکه ایشان از پدیده‌های شگرف آن رویگردانند///و آسمان را سقف محفوظی قرار دادیم؛ ولی آنها از آیات آن روی‌گردانند.///و گردانیدیم آسمان را پوششی نگاه داشته و ایشانند از آیتهای او روگردانان‌///و آسمان را سقفی محفوظ (از سقوط و دستبرد شیطان‌ها) قرار دادیم، در حالی‌که آنان از نشانه‌های آن رویگردانند. quran_en_fa It is He Who created the Night and the Day, and the sun and the moon: all (the celestial bodies) swim along, each in its rounded course. و اوست که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید که هر یک در مداری شناور است.///و اوست که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید که هر یک در مداری شناور است.///اوست کسى که شب و روز و آفتاب و ماه را که هر یک در فلکى شناورند، بیافرید.///و اوست آن که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید، که هر کدام در مدارى معین شناورند///و اوست آن کسى که شب و روز و خورشید و ماه را پدید آورده است. هر کدام از این دو در مدارى [معین‌] شناورند.///و او کسى است که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید. هر یک [از آنها] در مدارى [معین]، شناور [و در حرکت] است.///و اوست خدایی که شب و روز و خورشید و ماه را بیافرید که هر یک در مدار معینی سیر می‌کنند.///و اوست کسی که شب و روز و خورشید و ماه را آفریده، که هر یک در سپهری شناورند///او کسی است که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید؛ هر یک در مداری در حرکتند!///و او است آنکه آفرید شب و روز و مهر و ماه را هر کدامند در گردونه شناوری‌کنان‌///و اوست آن کس که شب و روز و خورشید و ماه را پدید آورده است، هر یک در جاده‌ای (فضایی) شناورند. quran_en_fa We granted not to any man before thee permanent life (here): if then thou shouldst die, would they live permanently? و پیش از تو برای هیچ بشری جاودانگی قرار ندادیم؛ پس آیا اگر تو بمیری آنان جاویدان خواهند ماند؟!///و پیش از تو برای هیچ بشری جاودانگی قرار ندادیم؛ پس آیا اگر تو بمیری آنان جاویدان خواهند ماند؟!///ما پیش از تو هیچ بشرى را جاویدان نساخته‌ایم. چسان اگر تو نیز بمیرى آنها جاویدان بمانند؟///و پیش از تو براى هیچ بشرى جاودانگى [در دنیا] مقرر نکردیم، آیا اگر تو مردى آنها جاوید مى‌مانند///و پیش از تو براى هیچ بشرى جاودانگى [در دنیا] قرار ندادیم. آیا اگر تو از دنیا بروى آنان جاویدانند؟///و ما پیش از تو براى [هیچ] انسانى، جاودانگى قرار ندادیم، پس آیا اگر تو از دنیا بروى، آنان زندگانى جاوید خواهند یافت؟!///و ما به هیچ کس پیش از تو عمر ابد ندادیم (تا به تو دهیم) آیا اگر تو بمیری آنان ابدا به دنیا زنده مانند؟!///و ما پیش از تو هم برای هیچ انسانی جاودانگی مقرر نداشته‌ایم، آیا اگر تو بمیری آنان جاویدانند؟///پیش از تو (نیز) برای هیچ انسانی جاودانگی قرار ندادیم؛ (وانگهی آنها که انتظار مرگ تو را می‌کشند،) آیا اگر تو بمیری، آنان جاوید خواهند بود؟!///و ننهادیم برای بشری پیش از تو جاودانی را پس آیا اگر بمیری تو ایشانند جاودانان‌///و پیش از تو برای هیچ بشری جاودانگی (در دنیا) قرار ندادیم. آیا اگر تو از دنیا بروی پس (از تو) آنان جاودانانند؟ quran_en_fa Every soul shall have a taste of death: and We test you by evil and by good by way of trial. to Us must ye return. هر کسی چشنده مرگ است و ما شما را [چنانکه سزاوار است] به نوعی خیر و شر [که تهیدستی، ثروت، سلامت، بیماری، امنیت و بلاست] آزمایش می‌کنیم، و به سوی ما بازگردانده می‌شوید.///هر کسی چشنده مرگ است و ما شما را [چنانکه سزاوار است] به نوعی خیر و شر [که تهیدستی، ثروت، سلامت، بیماری، امنیت و بلاست] آزمایش می‌کنیم، و به سوی ما بازگردانده می‌شوید.///هر کسى طعم مرگ را مى‌چشد. و شما را به خیر و شر مى‌آزماییم. و همه به نزد ما بازمى‌گردید.///هر نفسى چشنده‌ى مرگ است، و شما را با خیر و شر مى‌آزماییم آزمونى [ویژه‌]، و به سوى ما بازگردانده مى‌شوید///هر نفسى چشنده مرگ است، و شما را از راه آزمایش به بد و نیک خواهیم آزمود، و به سوى ما بازگردانیده مى‌شوید.///هر کسی [طعم] مرگ را مى‌چشد! و ما شما را با بدى‌ها و خوبى‌ها مى‌آزماییم و [سرانجام] به سوى ما بازگردانده مى‌شوید.///هر نفسی مرگ را می‌چشد، و ما شما را به بد و نیک و خیرات و شرور عالم مبتلا کنیم تا شما را بیازماییم و (هنگام مرگ) به سوی ما بازگردانده می‌شوید.///هر جانداری چشنده [طعم‌] مرگ است و شما را به بد و نیک، چنانکه باید و شاید، می‌آزماییم، و به سوی ما بازگردانده می‌شوید///هر انسانی طعم مرگ را می‌چشد! و شما را با بدیها و خوبیها آزمایش می‌کنیم؛ و سرانجام بسوی ما بازگردانده می‌شوید!///همه کس چشنده مرگ است و می‌آزمائیم شما را به بدی و خوبی آزمودنی و بسوی ما بازگردانیده شوید///هر نفسی [: کسی] چشنده‌ی مرگ است. و شما را در حال آزمون با بد و نیک بسی گیرودار می‌کنیم، و تنها سوی ما بازگردانیده می‌شوید. quran_en_fa When the Unbelievers see thee, they treat thee not except with ridicule. "Is this," (they say), "the one who talks of your gods?" and they blaspheme at the mention of (Allah) Most Gracious! کافران چون تو را ببینند جز به مسخره‌ات نمی‌گیرند [و می‌گویند:] آیا این است آن کسی که معبودان شما را [به موجوداتی بی اثر و بی اختیار] یاد می‌کند؟ در حالی که خود به ذکر [خدای] رحمان [که توحید و قرآن است] کافرند [و از این کار، باکی ندارند.]///کافران چون تو را ببینند جز به مسخره‌ات نمی‌گیرند [و می‌گویند:] آیا این است آن کسی که معبودان شما را [به موجوداتی بی اثر و بی اختیار] یاد می‌کند؟ در حالی که خود به ذکر [خدای] رحمان [که توحید و قرآن است] کافرند [و از این کار، باکی ندارند.]///کافران چون تو را ببینند بى شک مسخره‌ات خواهند کرد، که: آیا این همان مردى است که از خدایانتان به بدى یاد مى‌کند؟ و اینان خود یاد خداى رحمان را منکرند.///و کسانى که کافر شدند، چون تو را ببینند جز به مسخره‌ات نگیرند [و گویند]: آیا این همان کس است که خدایانتان را [به بدى‌] یاد مى‌کند؟ در حالى که آنان خود یاد خداى رحمان را منکرند///و کسانى که کافر شدند، چون تو را ببینند فقط به مسخره‌ات مى‌گیرند [و مى‌گویند:] «آیا این همان کس است که خدایانتان را [به بدى‌] یاد مى‌کند؟» در حالى که آنان خود، یاد [خداى‌] رحمان را منکرند.///و هرگاه کافران تو را ببینند، کارى جز به مسخره گرفتن تو ندارند، [و با همدیگر مى‌گویند:] «آیا این است آن کسی که خدایان شما را [به بدى] یاد مى‌کند؟» در حالى که خود، یاد [خداى] رحمان را منکرند [و به او کفر مى ورزند].///و کافران هنگام ملاقات تو، تو را جز به استهزاء نگرفته (و گویند) آیا این شخص است که بتان را که خدایان شما هستند (به اهانت و بدی) یاد می‌کند؟ و (ای رسول ما بدان که) محققا آنها به ذکر خدای مهربان (و کتاب و آیات او) کافر هستند.///و چون کافران تو را ببینند، جز به ریشخندت نمی‌گیرند [و گویند] آیا این همان کسی است که از خدایان شما [به بدی‌] یاد می‌کند؟ و هم آنان یاد خدای رحمان را منکرند///هنگامی که کافران تو را می‌بینند، کاری جز استهزا کردن تو ندارند؛ (و می‌گویند:) آیا این همان کسی است که سخن از خدایان شما می‌گوید؟! در حالی که خودشان ذکر خداوند رحمان را انکار می‌کنند.///و هر گاه بینندت آنان که کفر ورزیدند نگیرندت جز به استهزاء آیا این است آنکه یاد می‌کند خدایان شما را و آنانند به یاد خداوند مهربان کافران‌///و هنگامی‌که تو را - کسانی که کافر شدند - بنگرند، جز (به) مسخره‌ات نمی‌گیرند. (گویند:) «آیا این همان کس است که خدایانتان را (به بدی) یاد می‌کند؟» حال آنکه آنان خودشان، به خدای رحمان کافرند. quran_en_fa Man is a creature of haste: soon (enough) will I show you My Signs; then ye will not ask Me to hasten them! انسان از شتاب و عجله آفریده شده است [که با نخوت و غرور، عذابم را به شتاب می‌خواهد]؛ به زودی عذاب هایم را به شما نشان خواهم داد، پس [آن را] به شتاب از من نخواهید.///انسان از شتاب و عجله آفریده شده است [که با نخوت و غرور، عذابم را به شتاب می‌خواهد]؛ به زودی عذاب هایم را به شما نشان خواهم داد، پس [آن را] به شتاب از من نخواهید.///آدمى شتابکار آفریده شده. آیات خود را به شما نشان خواهم داد، شتاب مکنید.///انسان [گویى‌] از شتاب آفریده شده است! به زودى آیات خود را به شما نشان مى‌دهم، پس عجله نکنید///انسان از شتاب آفریده شده است. به زودى آیاتم را به شما نشان مى‌دهم. پس [عذاب را] به شتاب از من مخواهید.///[طبیعت] انسان [به­گونه‌اى است که گویا] از عجله آفریده شده است؛ [عذاب را به شتاب مى‌خواهد؛ اما] من به زودى نشانه‌های [عذاب] خود را به شما نشان خواهم داد، پس [آن را] به شتاب از من نخواهید!///آدمی در خلقت و طبیعت بسیار شتابکار است، (ای مردم) ما آیات (قدرت و حکمت بالغه) خود را به زودی به شما می‌نمایانیم (و شما را عذاب می‌کنیم) پس تعجیل مدارید.///انسان [گویی‌] از شتاب آفریده شده است، به زودی آیات خود را به شما می‌نمایانیم، از من به شتاب مخواهید///(آری،) انسان از عجله آفریده شده؛ ولی عجله نکنید؛ بزودی آیاتم را به شما نشان خواهم داد!///آفریده شد انسان از شتاب زود است بنمایانمتان آیتهای خویش را پس شتاب نکنید///انسان از شتابی آفریده شده است. به زودی آیاتم را به شما نشان می‌دهم، پس بر من (در نشانگری این آیات و عذاب) شتاب نمی‌کنید. quran_en_fa They say: "When will this promise come to pass, if ye are telling the truth?" [به پیامبر و مؤمنان] می‌گویند: اگر راست می‌گویید، این وعده کی خواهد بود؟///[به پیامبر و مؤمنان] می‌گویند: اگر راست می‌گویید، این وعده کی خواهد بود؟///مى‌گویند: اگر راست مى‌گویید، پس آن وعده کجاست؟///و مى‌گویند: این وعده [ى قیامت‌] کى خواهد بود اگر راست مى‌گویید///و مى‌گویند: «اگر راست مى‌گویید، این وعده [قیامت‌] کى خواهد بود؟»///[کافران] مى‌گویند: اگر راست مى‌گویید، این وعده [قیامت] کى فرامى‌رسد؟»///و کافران می‌گویند: این وعده قیامت اگر راست می‌گویید کی خواهد بود؟///و گویند اگر راست می‌گویید پس کی این وعده فرا می‌رسد؟///آنها می‌گویند: «اگر راست میگویید، این وعده (قیامت) کی فرا می‌رسد؟!»///و گویند کی (چه هنگام) است این وعده اگر هستید راستگویان‌///و می‌گویند: «اگر راست می‌گویید، این وعده‌ (ی قیامت) کی خواهد بود؟» quran_en_fa If only the Unbelievers knew (the time) when they will not be able to ward off the fire from their faces, nor yet from their backs, and (when) no help can reach them! اگر کافران به آن وقتی که نمی‌توانند آتش را از چهره‌ها و پشتشان باز دارند و یاری هم نمی‌شوند، آگاهی داشتند [عجولانه عذاب را نمی‌خواستند.]///اگر کافران به آن وقتی که نمی‌توانند آتش را از چهره‌ها و پشتشان باز دارند و یاری هم نمی‌شوند، آگاهی داشتند [عجولانه عذاب را نمی‌خواستند.]///کافران، آنگاه که نتوانند آتش را از چهره و پشت خویش بازدارند و کسى به یاریشان برنخیزد، خواهند دانست.///اگر کافران مى‌دانستند زمانى را که نه مى‌توانند آتش را از چهره و پشت خود باز دارند و نه یارى مى‌شوند [در آمدن قیامت شتاب نمى‌کردند]///کاش آنان که کافر شده‌اند مى‌دانستند آنگاه که آتش را نه از چهره‌هاى خود و نه از پشتشان بازنمى‌توانند داشت، و خود مورد حمایت قرار نمى‌گیرند [چه حالى خواهند داشت‌].///اگر کفار مى‌دانستند زمانى که [آن فرارسد، دیگر] نمى‌توانند شعله‌هاى آتش را از صورت‌ها و از پشت‌هایشان دور کنند و کسى آنان را یارى نمى‌کند.///اگر کافران بدانند وقتی که آتش دوزخ هر طرف از پیش روی و پشت سر به آنها احاطه می‌کند که نه خود دفع آن توانند و نه از سوی کسی یاری شوند (آن وقت از قیامت آگاه می‌شوند و دیگر درخواست عذاب نکنند).///اگر کافران بدانند که هنگامی که نتوانند آتش را از چهره‌هایشان و از پشتهایشان باز دارند، و یاری نیابند [به صدق آن وعده پی برند]///ولی اگر کافران می‌دانستند زمانی که (فرا می‌رسد) نمی‌توانند شعله‌های آتش را از صورت و از پشتهای خود دور کنند، و هیچ کس آنان را یاری نمی‌کند (این قدر درباره قیامت شتاب نمی‌کردند)!///اگر می‌دانستند آنان که کفر ورزیدند گاهی را که بازندارند از چهره‌های خویش آتش را و نه از پشتشان و نه ایشان یاری می‌شوند///کاش آنان که کافر شده‌اند آن هنگام (و هنگامه) را می‌دانستند که اینان آتش را نه از چهره‌هاشان و نه از پشت‌هاشان باز نمی‌دارند و نه ایشانی یاری می‌شوند. quran_en_fa Nay, it may come to them all of a sudden and confound them: no power will they have then to avert it, nor will they (then) get respite. بلکه ناگهان به آنان می‌رسد، پس چنان مبهوتشان می‌کند که نه قدرت دارند آن را بازگردانند، و نه [برای به تأخیر افتادنش] مهلت می‌یابند.///بلکه ناگهان به آنان می‌رسد، پس چنان مبهوتشان می‌کند که نه قدرت دارند آن را بازگردانند، و نه [برای به تأخیر افتادنش] مهلت می‌یابند.///اما نه، قیامت به ناگهان فراز آید و حیرانشان سازد و از عهده بازگرداندن آن برنیایند و مهلتشان ندهند.///بلکه [قیامت‌] ناگهان بر آنها فرا مى‌رسد و مبهوتشان مى‌کند، که نه مى‌توانند آن را برگردانند و نه به آنها مهلت داده مى‌شود///بلکه [آتش‌] به طور ناگهانى به آنان مى‌رسد و ایشان را بهت‌زده مى‌کند [به گونه‌اى‌] که نه مى‌توانند آن را برگردانند و نه به آنان مهلت داده مى‌شود.///بلکه [این آتش] ناگهان به سراغشان خواهد آمد و آنان را بهت‌زده خواهد کرد. پس نه قدرت دفع آن را دارند و نه به آنان مهلتى داده خواهد شد.///بلکه واقعه مرگ و قیامت ناگهانی فرا رسد و آنها را مبهوت و حیران کند که نه قدرت بر رد آن داشته و نه بر تأخیر آن مهلتی توانند یافت.///آری [آن وعده و قیامت‌] ناگهانشان فرا می‌رسد، و حیرانشان می‌سازد، و نمی‌توانند بازش گردانند، و به آنان مهلتی هم ندهند///(آری، این مجازات الهی) بطور ناگهانی به سراغشان می‌آید و مبهوتشان می‌کند؛ آنچنان که توانایی دفع آن را ندارند، و به آنها مهلت داده نمی‌شود!///بلکه می‌آیدشان ناگهان پس سراسیمه سازدشان که نتوانند بازگردانیدنش را و نه مهلت داده شوند///بلکه (آتش) ناگهان به آنان در می‌رسد؛ پس ایشان را بهت‌زده می‌کند؛ پس نه می‌توانند آن را از خود برگردانند و نه آنان مهلت داده می‌شوند. quran_en_fa Mocked were (many) messenger before thee; But their scoffers were hemmed in by the thing that they mocked. و به راستی پیش از تو پیامبرانی مورد استهزا قرار گرفتند، پس عذابی را که همواره مسخره می‌کردند، استهزا کنندگان را فرا گرفت.///و به راستی پیش از تو پیامبرانی مورد استهزا قرار گرفتند، پس عذابی را که همواره مسخره می‌کردند، استهزا کنندگان را فرا گرفت.///پیامبرانى را که پیش از تو بودند نیز به مسخره گرفته بودند ولى عذابى که مسخره‌اش مى‌کردند بر سر مسخره‌کنندگان فرود آمد.///و همانا پیامبرانى هم که پیش از تو بودند مورد استهزا قرار گرفتند، پس کسانى که ایشان را تمسخر مى‌کردند، همان عذابى که مسخره‌اش مى‌کردند دامانشان را گرفت///و مسلما پیامبران پیش از تو [نیز] مورد ریشخند قرار گرفتند، پس کسانى که آنان را مسخره مى‌کردند، [سزاى‌] آنچه که آن را به ریشخند مى‌گرفتند گریبانگیرشان شد.///و همانا پیامبران پیش از تو [نیز] مورد استهزا قرار گرفتند. اما [سرانجام،] آنچه استهزا مى‌کردند، دامان مسخره‌کنندگان را گرفت [و مجازات الهى آنها را در هم کوبید]!///و همانا به رسولان پیش از تو نیز بسیار تمسخر و استهزاء شد تا آنکه کیفر آن استهزاء به آن استهزا کنندگان احاطه کرد.///و پیامبرانی هم که پیش از تو بودند، ریشخند دیدند، و بر سر ریشخندکنندگانشان کیفر استهزایشان فرود آمد///(اگر تو را استهزا کنند نگران نباش،) پیامبران پیش از تو را (نیز) استهزا کردند؛ اما سرانجام، آنچه را استهزا می‌کردند دامان مسخره‌کنندگان را گرفت (و مجازات الهی آنها را در هم کوبید)!///و همانا استهزاء شد به پیمبرانی پیش از تو پس فرودآمد بدانان که سخریه کردند از ایشان آنچه بودند بدان استهزاءکنان‌///و بی‌گمان پیامبرانی پس از تو (نیز) همانا ریشخند شدند. پس کسانی که آنان را مسخره می‌کردند، آنچه که آن را به ریشخند می‌گرفتند. بحق گریبان‌شان را گرفت. quran_en_fa Say: "Who can keep you safe by night and by day from (the Wrath of) (Allah) Most Gracious?" Yet they turn away from the mention of their Lord. بگو: چه کسی شما را در شب و روز از [عذاب خدای] رحمان محافظت می‌کند؟ بلکه [حقیقت این است که] آنان از یاد پروردگارشان روی گردانند.///بگو: چه کسی شما را در شب و روز از [عذاب خدای] رحمان محافظت می‌کند؟ بلکه [حقیقت این است که] آنان از یاد پروردگارشان روی گردانند.///بگو: کیست آن که شما را شب و روز از قهر خداى رحمان حفظ مى‌کند؟ با این همه از یادکردن پروردگارشان اعراض مى‌کنند.///بگو: چه کسى شما را شب و روز از [قهر خداى‌] رحمان حفظ مى‌کند؟ بلکه آنها از یاد پروردگارشان رویگردانند///بگو: «چه کسى شما را شب و روز از [عذاب‌] رحمان حفظ مى‌کند؟» [نه‌] بلکه آنان از یاد پروردگارشان رویگردانند.///بگو: «کیست که شما را در شب و روز از [عذاب خداى] رحمان نگاه مى‌دارد؟!» اما آنان از یاد پروردگارشان روى مى‌گردانند.///بگو: کیست که شما را در شب و روز از (قهر) خدای مهربان محافظت می‌کند؟ بلکه این مردم از یاد خدای خود اعراض می‌کنند.///بگو چه کسی شما را در شب و روز از [عذاب‌] خدای رحمان باز می‌دارد، آری آنان از یاد پروردگارشان دل می‌گردانند///بگو: «چه کسی شما را در شب و روز از (مجازات) خداوند بخشنده نگاه می‌دارد؟!» ولی آنان از یاد پروردگارشان روی‌گردانند!///بگو که نگه دارد شما را شب و روز از خداوند مهربان بلکه ایشانند از یاد پروردگار خویش روگردانان‌///بگو: «چه کسی شما را در شب و روز از (عذاب خدای) رحمان نگهبانی پایدار می‌کند؟» بلکه آنان از یاد پروردگارشان رویگردانانند. quran_en_fa Or have they gods that can guard them from Us? They have no power to aid themselves, nor can they be defended from Us. آیا برای آنان به جای ما معبودانی هست که آنان را [از عذاب ما] باز دارند در حالی که [آن معبودان] نمی‌توانند خود را یاری دهند و از سوی ما هم پناه داده نمی‌شوند؟///آیا برای آنان به جای ما معبودانی هست که آنان را [از عذاب ما] باز دارند در حالی که [آن معبودان] نمی‌توانند خود را یاری دهند و از سوی ما هم پناه داده نمی‌شوند؟///یا آنکه خدایانى دارند که به جاى ما آنان را از حوادث نگه مى‌دارند؟ نه، آن خدایان یارى خویشتن نتوانند و نه در برابر ما پناه داده شوند.///آیا برایشان خدایانى است که در برابر ما از آنها دفاع کنند؟ [آن خدایان‌] نه مى‌توانند خود را یارى کنند و نه از جانب ما حمایت مى‌شوند/// [۳۴] آیا براى آنان خدایانى غیر از ماست که از ایشان حمایت کنند؟ [آن خدایان‌] نه مى‌توانند خود را یارى کنند و نه از جانب ما یارى شوند.///یا براى آنان خدایانى است که آنان را در برابر [عذاب] ما نگه دارد؟ اینها قادر بر یارى [و حفظ] خودشان نیستند، [تا چه رسد به دیگران] و از جانب ما نیز همراهى نمى‌شوند.///آیا برای این مشرکان غیر ما خدایانی هست که بتوانند عذاب ما را از اینان منع کنند در صورتی که نه آن خدایان قدرت بر دفاع از خود دارند و نه آنها از سوی ما همراهی و حمایت شوند؟///یا برای آنان خدایانی هست که آنان را در برابر ما حفظ می‌کند، [حال آنکه‌] نمی‌توانند به خودشان یاری برسانند، و از ما هم یاری نبینند///آیا آنها خدایانی دارند که می‌توانند در برابر ما از آنان دفاع کنند؟! (این خدایان ساختگی، حتی) نمی‌توانند خودشان را یاری دهند (تا چه رسد به دیگران)؛ و نه از ناحیه ما با نیرویی یاری می‌شوند!///یا ایشان را است خدایانی که بازدارند از ایشان جز ما نتوانند یاری کردن خویش را و نه از ما همراهی شوند///یا برای آنان خدایانی (غیر از ما) هستند که ایشان را از گزندمان حمایت می‌کنند؟ (آنان) نه توان یاری خودشان را دارند و نه از جانب ما همراهی می‌شوند. quran_en_fa Nay, We gave the good things of this life to these men and their fathers until the period grew long for them; See they not that We gradually reduce the land (in their control) from its outlying borders? Is it then they who will win? بلکه اینان و پدرانشان را [از انواع نعمت‌ها] بهره مند ساختیم تا جایی که عمرشان طولانی شد [و گمان کردند که نعمت‌ها و عمرشان پایان نمی‌پذیرد]. آیا ندانسته‌اند که ما همواره به زمین می‌پردازیم و از اطراف [و جوانب] آن [که ملت‌ها، اقوام، تمدن‌ها و دانشمندانش هستند] می‌کاهیم؟ پس آیا باز هم آنان پیروزند؟///بلکه اینان و پدرانشان را [از انواع نعمت‌ها] بهره مند ساختیم تا جایی که عمرشان طولانی شد [و گمان کردند که نعمت‌ها و عمرشان پایان نمی‌پذیرد]. آیا ندانسته‌اند که ما همواره به زمین می‌پردازیم و از اطراف [و جوانب] آن [که ملت‌ها، اقوام، تمدن‌ها و دانشمندانش هستند] می‌کاهیم؟ پس آیا باز هم آنان پیروزند؟///بلکه ما آنها و پدرانشان را بهره‌مند کردیم تا عمرشان به درازا کشید. آیا نمى‌بینند که قصد این سرزمین مى‌کنیم و از اطراف آن مى‌کاهیم؟ آیا باز هم آنها پیروزند؟///بلکه ما آنان و پدرانشان را برخوردار کردیم، تا آن جا که عمرشان طولانى شد [و موجب غرورشان گردید]. آیا نمى‌بینند که ما به سراغ زمین مى‌آییم و آن را از هر طرف مى‌کاهیم [و مردمش را مى‌بریم‌]؟ آیا پس آنها پیروزند/// [نه‌] بلکه اینها و پدرانشان را برخوردار کردیم تا عمرشان به درازا کشید. آیا نمى‌بینند که ما مى‌آییم و زمین را از جوانب آن فرو مى‌کاهیم؟ آیا باز هم آنان پیروزند؟///با این وجود، ما آنها و پدرانشان را [از انواع نعمت‌ها] بهره‌مند ساختیم تا آنجا که عمرشان طولانى شد [و مایه‌ى غرور و سرکشی آنان گردید]. آیا نمى‌بینند که ما همواره به زمین مى‌پردازیم و از وسعت سرزمین‌ها [یى که در اختیار کافران بوده، ‌] مى‌کاهیم؟ آیا ایشان [بر ما] غلبه دارند؟///بلکه تنها ماییم که این مردم و پدران پیشینشان را متمتع (به نعمتهای دنیا) کردیم تا آنکه عمر دراز کردند، آیا مردم نمی‌بینند که ماییم که اراده کنیم و زمین (و اهلش) را از هر طرف (به مرگ و فنا) می‌کاهیم، آیا این خلق (عاجز بر ما) غلبه توانند کرد؟///حق این است که اینان و پدرانشان را [از ناز و نعمت‌] بهره‌مند ساخته‌ایم، تا آنکه روزگاری دراز یافتند، پس آیا نیندیشیده‌اند که ما دامنه‌های سرزمین [کفر] را می‌کاهیم [و بر گستره اسلام می‌افزاییم‌]، آیا ایشان پیروز خواهند شد؟///ما آنها و پدرانشان را (از نعمتها) بهره‌مند ساختیم، تا آنجا که عمر طولانی پیدا کردند (و مایه غرور و طغیانشان شد)؛ آیا نمی‌بینند که ما پیوسته به سراغ زمین آمده، و از آن (و اهلش) می‌کاهیم؟! آیا آنها غالبند (یا ما)؟!///بلکه کامیابی دادیم بدیشان و پدرانشان تا دراز شد بر ایشان روزگار (عمر) آیا نبینند که می‌آئیم زمین را می‌کاهیمش از کنارهایش پس آیا ایشانند چیره‌شدگان‌///بلکه اینان و پدرانشان را (از نعمت‌هایی) برخوردار کردیم، تا عمرشان آنان به درازا کشید. پس آیا نمی‌بینند که ما زمین را می‌آیم [: درمی‌گیریم،] در حالی‌که آن را از اطرافش فرومی‌کاهیم؟ پس آیا آنان پیروزمندانند؟ quran_en_fa Say, "I do but warn you according to revelation": But the deaf will not hear the call, (even) when they are warned! بگو: من فقط شما را به وسیله وحی بیم می‌دهم، ولی کران، بانگ دعوت را هنگامی که بیمشان دهند، نمی‌شنوند.///بگو: من فقط شما را به وسیله وحی بیم می‌دهم، ولی کران، بانگ دعوت را هنگامی که بیمشان دهند، نمی‌شنوند.///بگو: من شما را به وحى بیم مى‌دهم. ولى کران را چون بیم دهند، نمى‌شنوند.///بگو: من تنها با وحى [الهى و قرآن‌] شما را هشدار مى‌دهم ولى کران چون بیم داده شوند دعوت را نمى‌شنوند///بگو: «من شما را فقط به وسیله وحى هشدار مى‌دهم.» و [لى‌] چون کران بیم داده شوند، دعوت را نمى‌شنوند.///بگو: «من تنها با وحى، به شما هشدار مى‌دهم!» اما کسانى که کر هستند، زمانى که بیم داده مى‌شوند، آن را نمى‌شنوند!///بگو که من شما را به وحی خدا (از عذابش) می‌ترسانم ولی گوش کر هنگام وعظ و اندرز، سخن و دعوت حق را نمی‌شنود.///بگو همانا شما را از طریق وحی هشدار می‌دهم، و البته کران-چون هشدار یابندندایی نمی‌شنوند///بگو: «من تنها بوسیله وحی شما را انذار می‌کنم!» ولی آنها که گوشهایشان کر است، هنگامی که انذار می‌شوند، سخنان را نمی‌شنوند!///بگو جز این نیست که شما را ترسانم به وحی و نشنوند گنگان بانگ را گاهی که بیم داده شوند///بگو: «من شما را فقط به وسیله‌ی (این) وحی هشدار می‌دهم. ‌» و کران -هنگامی که هشدار داده شوند- نمی‌شنوند. quran_en_fa If but a breath of the Wrath of thy Lord do touch them, they will then say, "Woe to us! we did wrong indeed!" و اگر اندکی از عذاب پروردگارت به آنان برسد، خواهند گفت: ای وای بر ما که قطعا ستمکار بودیم!///و اگر اندکی از عذاب پروردگارت به آنان برسد، خواهند گفت: ای وای بر ما که قطعا ستمکار بودیم!///و اگر شمه‌اى از عذاب پروردگارت به آنها برسد، خواهند گفت: واى بر ما که ستمکار بوده‌ایم.///و اگر شمه‌اى از عذاب پروردگارت به آنها برسد، حتما خواهند گفت: اى واى بر ما، به راستى ما ستمکار بودیم///و اگر شمه‌اى از عذاب پروردگارت به آنان برسد، خواهند گفت: «اى واى بر ما که ستمکار بودیم.»///در حالى که اگر دمى از عذاب پروردگارت به آنان برسد، قطعا خواهند گفت: «اى واى بر ما! به یقین ما ستمکار بوده‌ایم.»///و اگر از جانب خدای تو بر این کافران شمه‌ای از عذاب فرا رسد در آن حال (به حسرت و پشیمانی) خواهند گفت: ای وای بر ما که مردم ستمکاری بودیم.///و چون شمه‌ای از عذاب پروردگارت به آنان برسد خواهند گفت وای بر ما که ستمکار [/مشرک‌] بودیم‌///اگر کمترین عذاب پروردگارت به آنان برسد، فریادشان بلند می‌شود که: «ای وای بر ما! ما همگی ستمگر بودیم!»///و اگر رسدشان دمی از عذاب پروردگار تو هر آینه گویند وای بر ما که ما بودیم ستمگران‌///و اگر وزشی از (باد) عذاب پروردگارت به آنان در رسد، آنان بی‌چون و بی‌گمان گویند: «ای وای بر ما! (که) همواره ستمکاران بوده‌ایم. ‌» quran_en_fa We shall set up scales of justice for the Day of Judgment, so that not a soul will be dealt with unjustly in the least, and if there be (no more than) the weight of a mustard seed, We will bring it (to account): and enough are We to take account. و ترازوهای عدالت را در روز قیامت می‌نهیم و به هیچ کس هیچ ستمی نمی‌شود؛ و اگر [عمل خوب یا بد] هم وزن دانه خردلی باشد آن را [برای وزن کردن] می‌آوریم، و کافی است که ما حسابگر باشیم.///و ترازوهای عدالت را در روز قیامت می‌نهیم و به هیچ کس هیچ ستمی نمی‌شود؛ و اگر [عمل خوب یا بد] هم وزن دانه خردلی باشد آن را [برای وزن کردن] می‌آوریم، و کافی است که ما حسابگر باشیم.///روز قیامت ترازوهاى عدل را تعبیه مى‌کنیم، و به هیچ کس ستم نمى‌شود. اگر عملى به سنگینى یک خردل هم باشد به حسابش مى‌آوریم، که ما حساب‌کردن را بسنده‌ایم.///و ترازوهاى عدل را در روز رستاخیز مى‌نهیم، پس هیچ کس اندک ستمى نمى‌بیند، و اگر [عملى‌] هموزن دانه خردلى هم باشد آن را مى‌آوریم، و کافى است که ما حسابرس باشیم///و ترازوهاى داد را در روز رستاخیز مى‌نهیم، پس هیچ کس [در] چیزى ستم نمى‌بیند، و اگر [عمل‌] هموزن دانه خردلى باشد آن را مى‌آوریم و کافى است که ما حسابرس باشیم.///و ما براى روز قیامت، ترازوهاى عدل برپا خواهیم کرد، پس هیچ ستمى به احدى نخواهد شد و اگر [عملى] همسنگ دانه خردلى [هم] باشد، ما آن را خواهیم آورد و [در دقت محاسبات همین] بس است که ما حساب‌رس باشیم.///و ما ترازوهای عدل را به روز قیامت خواهیم نهاد و هیچ ستمی به هیچ نفسی نخواهد شد و اگر عملی به قدر دانه خردلی باشد در حساب آریم و تنها علم ما برای حسابگری کفایت خواهد کرد.///و ترازوهای راست و درست را در روز قیامت در میان نهیم، و بر هیچ کس هیچ ستمی نرود، و اگر [عملی‌] هم سنگ دانه خردلی باشد، آن را به حساب آوریم، و ما خود حسابرسی را کفایت کنیم‌///ما ترازوهای عدل را در روز قیامت برپا می‌کنیم؛ پس به هیچ کس کمترین ستمی نمی‌شود؛ و اگر بمقدار سنگینی یک دانه خردل (کار نیک و بدی) باشد، ما آن را حاضر می‌کنیم؛ و کافی است که ما حساب‌کننده باشیم!///و برنهیم ترازوهای داد را برای روز قیامت پس ستم نشود کسی چیزی را و اگر باشد سنگینی دانه خردلی بیاریمش و بس باشیم ما حسابگران‌///و ترازوهای قسط (فاضلانه) را، در روز رستاخیز می‌نهیم. پس هیچ کس (هرگز) چیزی ستم نبیند و اگر (هم کار و کرداری) هم‌وزن دانه‌ی خردلی باشد (هم) آن را می‌آوریم. و در حسابگری ما کفایت است. quran_en_fa In the past We granted to Moses and Aaron the criterion (for judgment), and a Light and a Message for those who would do right,- یقینا به موسی و هارون [کتابی که] جداکننده [حق از باطل] و نور و مایه یادآوری برای پرهیزکاران [است] عطا کردیم.///یقینا به موسی و هارون [کتابی که] جداکننده [حق از باطل] و نور و مایه یادآوری برای پرهیزکاران [است] عطا کردیم.///به موسى و هارون کتابى دادیم که حق و باطل را از یکدیگر تمیز مى‌دهد و روشنى و اندرز است براى پرهیزگاران.///و بى‌شک به موسى و هارون [کتاب‌] فرقان دادیم که براى پرهیزگاران روشنایى و یادآورى بود///و در حقیقت، به موسى و هارون فرقان دادیم و [کتابشان‌] براى پرهیزگاران روشنایى و اندرزى است.///و همانا ما به موسى و هارون، [کتابى که‌] جداکننده [حق از باطل‌] و نور و مایه‌ی یادآورى براى پرهیزکاران [است‌،] عطا کردیم.///و همانا ما به موسی و برادرش هارون کتاب تورات را عطا کردیم که جدا سازنده میان حق و باطل و روشنی‌بخش (دلها) و یادآور متقیان است.///و به راستی که به موسی و هارون فرقان [تورات‌] و روشنی بخش و پندآموزی برای پرهیزگاران بخشیدیم‌///ما به موسی و هارون، «فرقان» [= وسیله جدا کردن حق از باطل‌] و نور، و آنچه مایه یادآوری برای پرهیزگاران است، دادیم.///و همانا دادیم به موسی و هارون جداکننده را و روشنائی و یادآوریی برای پرهیزکاران‌///به‌راستی و درستی، ما به موسی و هارون فرقان [: جداسازی حق را از باطل] و روشنایی و یادواره‌ای برای پرهیزگاران دادیم. quran_en_fa Those who fear their Lord in their most secret thoughts, and who hold the Hour (of Judgment) in awe. همانان که در پنهانی از پروردگارشان می‌ترسند و از قیامت هم بیمناکند.///همانان که در پنهانی از پروردگارشان می‌ترسند و از قیامت هم بیمناکند.///آنان که از خداى خویش در نهان مى‌ترسند و از روز قیامت هراسناکند.///[همان‌] کسانى که از پروردگارشان در نهان پروا دارند و از قیامت بیمناکند/// [همان‌] کسانى که از پروردگارشان در نهان مى‌ترسند و از قیامت هراسناکند.///[همان] کسانى که از پروردگارشان در نهان مى‌ترسند و همانانى که از قیامت در هراسند.///متقیان همانهایی هستند که از خدای خود در نهان می‌ترسند و از ساعت قیامت و روز جزا سخت هراسانند.///همان کسانی که از پروردگارشان در نهان می‌ترسند، و هم آنان که از قیامت بیمناکند///همانان که از پروردگارشان در نهان می‌ترسند، و از قیامت بیم دارند!///آنان که می‌ترسند پروردگار خویش را پنهان و ایشانند از قیامت هراسان‌///(همان) کسانی که از پروردگارشان در نهان می‌هراسند، حال آنکه از (آن) ساعت - از روی عظمتش - هراسناکند. quran_en_fa And this is a blessed Message which We have sent down: will ye then reject it? و این [قرآنی] که آن را نازل کرده‌ایم، ذکر و پندی پرمنفعت است؛ آیا باز هم شما منکر آن هستید؟///و این [قرآنی] که آن را نازل کرده‌ایم، ذکر و پندی پرمنفعت است؛ آیا باز هم شما منکر آن هستید؟///این مبارک قرآنى است که نازل کرده‌ایم. آیا منکر آن هستید؟///و این [قرآن‌] ذکر مبارکى است که آن را نازل کرده‌ایم، پس آیا شما آن را انکار مى‌کنید///و این [کتاب‌] -که آن را نازل کرده‌ایم- پندى خجسته است. آیا باز هم آن را انکار مى‌کنید؟///و این [قرآن]، مبارک ذکرى است که ما آن را فروفرستادیم. آیا شما آن را انکار مى‌کنید؟!///و این قرآن کتابی است با اندرز و تذکر و برکت بسیار که ما آن را فرستادیم، آیا شما آن را انکار خواهید کرد؟///این پندآموزی مبارک است که فرو فرستادیمش، آیا شما منکرش هستید؟///و این (قرآن) ذکر مبارکی است که (بر شما) نازل کردیم؛ آیا شما آن را انکار می‌کنید؟!///و این است یادداشتی فرخنده فرستادیمش آیا شمائید آن را ناشناسان‌///و این (کتاب) یادواره‌ای مبارک است (که) آن را نازل کردیم. آیا پس (همین) شما، همان را انکار می‌کنید؟ quran_en_fa We bestowed aforetime on Abraham his rectitude of conduct, and well were We acquainted with him. و مسلما پیش از این به ابراهیم، رشد و هدایتی [که سزاوارش بود] عطا کردیم؛ و ما به او دانا بودیم.///و مسلما پیش از این به ابراهیم، رشد و هدایتی [که سزاوارش بود] عطا کردیم؛ و ما به او دانا بودیم.///پیش از این به ابراهیم نیروى شناختش را عطا کردیم و به او آگاه بودیم.///و همانا ما از پیش به ابراهیم رشد و کمالش را عطا کردیم و ما به [شایستگى‌] او دانا بودیم///و در حقیقت، پیش از آن، به ابراهیم رشد [فکرى‌] اش را دادیم و ما به [شایستگى‌] او دانا بودیم.///و همانا ما پیش از این، ابراهیم را به رشد و کمال خود رساندیم و ما به [شایستگى‌هاى] او آگاه بودیم.///و همانا ما پیش از این ابراهیم را کاملا به رشد و کمال خود رسانیدیم (تا بیرق توحید و خداپرستی را در عالم برافرازد) و ما به شایستگی او بر این مقام دانا بودیم.///و به راستی پیشاپیش به ابراهیم رهیافتی که سزاوارش بود بخشیدیم، و به آن آگاه بودیم‌///ما وسیله رشد ابراهیم را از قبل به او دادیم؛ و از (شایستگی) او آگاه بودیم …///و همانا دادیم به ابراهیم رهبریش را از پیش و بودیم بدان دانایان‌///و به‌راستی و درستی، از پیش به ابراهیم رشدش (و رشادتش) را دادیم، حال آنکه ما به (شایستگی) او بسی دانا بوده‌ایم. quran_en_fa Behold! he said to his father and his people, "What are these images, to which ye are (so assiduously) devoted?" [یاد کن] زمانی را که به پدرش و قومش گفت: این مجسمه هایی که شما ملازم پرستش آنها شده‌اید، چیست؟///[یاد کن] زمانی را که به پدرش و قومش گفت: این مجسمه هایی که شما ملازم پرستش آنها شده‌اید، چیست؟///آنگاه که به پدرش و قومش گفت: این تندیسها که به پرستش آنها دل نهاده‌اید چیستند؟///آن‌گاه که به پدر خود و قومش گفت: این مجسمه‌هایى که شما به پرستش آنها معتکفید چیستند///آنگاه که به پدر خود و قومش گفت: «این مجسمه‌هایى که شما ملازم آنها شده‌اید چیستند؟»///آن هنگام که به [آزر، عموى مشرکش که به جای] پدرش [سرپرستی او را به عهده داشت] و به قومش گفت: «چیست این تندیس‌هاى بى‌روحى که شما همواره آنها را می‌پرستید؟»///هنگامی که با پدرش (یعنی عمویش) و با قومش گفت: این مجسمه‌های بی‌روح و بتهای بی‌اثر چیست که شما به خدایی می‌پرستید و بر آن عمری متوقف شده‌اید؟///چنین بود که به پدرش و قومش گفت این تندیسها چیست که شما در خدمتشان معتکف‌اید///آن هنگام که به پدرش (آزر) و قوم او گفت: «این مجسمه‌های بی‌روح چیست که شما همواره آنها را پرستش می‌کنید؟!»///هنگامی که گفت به پدر خود و قوم خود چیست این پیکرهایی که شمائید بر آنها گردآمدگان‌///چون که به پدرش و قومش گفت: «این مجسمه‌هایی که شما با تعظیم دل داده و ملازم آنها شده‌اید چیستند؟» quran_en_fa They said, "We found our fathers worshipping them." گفتند: پدرانمان را پرستش کنندگان آنها یافتیم [لذا به پیروی از پدرانمان آنها را می‌پرستیم!!]///گفتند: پدرانمان را پرستش کنندگان آنها یافتیم [لذا به پیروی از پدرانمان آنها را می‌پرستیم!!]///گفتند: پدرانمان را دیدیم که آنها را مى‌پرستیدند.///گفتند: پدران خود را پرستشگر آنها یافتیم///گفتند: «پدران خود را پرستندگان آنها یافتیم.»///آنان گفتند: «ما پدرانمان را پرستش­کنندگان آنها یافته‌ایم!»///آنها ابراهیم را پاسخ دادند که ما پدران خود را بر پرستش این بتان یافته‌ایم (و ما پیروی آنها خواهیم کرد).///گفتند پدرانمان را پرستنده آنها یافتیم‌///گفتند: «ما پدران خود را دیدیم که آنها را عبادت می‌کنند.»///گفتند یافتیم پدران خویش آنها را پرستش کنندگان‌///گفتند: «پدران خود را پرستندگان آنها یافتیم.» quran_en_fa He said, "Indeed ye have been in manifest error - ye and your fathers." گفت: به یقین شما و پدرانتان در گمراهی آشکاری هستید.///گفت: به یقین شما و پدرانتان در گمراهی آشکاری هستید.///گفت: هر آینه شما و پدرانتان در گمراهى آشکارى بوده‌اید.///گفت: قطعا شما و پدرانتان در گمراهى آشکارى بوده‌اید///گفت: «قطعا شما و پدرانتان در گمراهى آشکارى بودید.»///[ابراهیم] گفت: «بی‌تردید شما و پدرانتان در گمراهى آشکار بوده و هستید!»///ابراهیم گفت: همانا شما خود و پدرانتان همه سخت در گمراهی بوده و هستید.///گفت هم شما و هم پدرانتان در گمراهی آشکار بوده‌اید///گفت: «مسلما هم شما و هم پدرانتان، در گمراهی آشکاری بوده‌اید!»///گفت همانا بوده‌اید شما و پدرانتان در گمراهی آشکار///گفت: «همواره شما و پدرانتان -بی‌گمان- در گمراهی آشکارگری بوده‌اید.» quran_en_fa They said, "Have you brought us the Truth, or are you one of those who jest?" گفتند: آیا حق را برای ما آورده‌ای یا شوخی می‌کنی؟!///گفتند: آیا حق را برای ما آورده‌ای یا شوخی می‌کنی؟!///گفتند: براى ما سخن حقى آورده‌اى، یا ما را به بازى گرفته‌اى؟///گفتند: آیا [سخن‌] حق را براى ما آورده‌اى یا از بازیگرانى///گفتند: «آیا حق را براى ما آورده‌اى یا تو از شوخى‌کنندگانى؟»///آنان گفتند: «آیا تو سخن حقى براى ما آورده‌اى؟ یا این که شوخى مى‌کنى؟!»///قوم به ابراهیم گفتند: آیا تو (بر علیه شرک و اثبات توحید) حرف حق و حجت قاطعی برای ما آورده‌ای یا سخنی به بازیچه و هزل می‌رانی؟///گفتند آیا برای ما حق را آورده‌ای یا بازیگری؟///گفتند: «آیا مطلب حقی برای ما آورده‌ای، یا شوخی می‌کنی؟!»///گفتند آیا آورده‌ای ما را به حق یا توئی از بازی کنندگان‌///گفتند: «آیا حق را برای ما آورده‌ای. یا تو از بازی‌کنندگانی‌؟» quran_en_fa He said, "Nay, your Lord is the Lord of the heavens and the earth, He Who created them (from nothing): and I am a witness to this (Truth). گفت: [شوخی نمی‌کنم] بلکه پروردگارتان همان پروردگار آسمان‌ها و زمین است، همان که آنها را آفرید و من بر این [حقیقت] از گواهی دهندگانم.///گفت: [شوخی نمی‌کنم] بلکه پروردگارتان همان پروردگار آسمان‌ها و زمین است، همان که آنها را آفرید و من بر این [حقیقت] از گواهی دهندگانم.///گفت: نه، پروردگار شما، پروردگار آسمانها و زمین است. آن که آنها را بیافریده است. و من بر این سخن که مى‌گویم گواهى مى‌دهم.///گفت: آرى [حق را آورده‌ام‌]، پروردگارتان پروردگار آسمان‌ها و زمین است که آنها را پدید آورده و من بر این [واقعیت‌] از گواهانم///گفت: «[نه‌] بلکه پروردگارتان، پروردگار آسمانها و زمین است، همان کسى که آنها را پدید آورده است، و من بر این [واقعیت‌] از گواهانم.///[ابراهیم] گفت: «البته [که حق مى‌گویم.] پروردگار شما پروردگار آسمان‌ها و زمین است که آنها را به وجود آورده و من بر این حقیقت از گواهانم.///ابراهیم پاسخ داد که خدای شما همان خدایی است که آفریننده آسمانها و زمین است و من بر این سخن به یقین گواهی می‌دهم.///گفت حق این است که پروردگارتان، پروردگار آسمانها و زمین است همو که آنها را آفریده است، و من بر این [سخن‌] گواهم‌///گفت: «(کاملا حق آورده‌ام) پروردگار شما همان پروردگار آسمانها و زمین است که آنها را ایجاد کرده؛ و من بر این امر، از گواهانم!///گفت بلکه پروردگار شما پروردگار آسمانها و زمین است آنکه پدید آورد آنها را و منم بر این از گواهان‌///گفت: «(نه،) بلکه پروردگارتان، پروردگار آسمان‌ها و زمین است. (همان) کسی که آنها را با فطرت توحیدی پدید آورده و من بر این (حقیقت) از گواهانم.» quran_en_fa "And by Allah, I have a plan for your idols - after ye go away and turn your backs".. سوگند به خدا پس از آنکه [به بتخانه] پشت کردید و رفتید، درباره بت هایتان تدبیری خواهم کرد.///سوگند به خدا پس از آنکه [به بتخانه] پشت کردید و رفتید، درباره بت هایتان تدبیری خواهم کرد.///و به خدا سوگند که چون شما بروید، چاره این بتانتان را خواهم کرد.///و [در دل گفت:] به خدا سوگند پس از آن که پشت کردید و رفتید، قطعا براى بت‌هاى شما چاره‌اى خواهم کرد///و سوگند به خدا که پس از آنکه پشت کردید و رفتید، قطعا در کار بتانتان تدبیرى خواهم کرد.»///و به خداوند سوگند پس از آن که پشت کردید و رفتید، نقشه‌اى براى بت‌هایتان خواهم کشید.»///و به خدا قسم که من این بتهای شما را چاره‌ای کنم (و با هر تدبیری توانم درهم می‌شکنم) بعد از آنکه شما (برای تفرج و رسوم عید به صحرا روید و از بتخانه) روی گردانید.///[و در دل گفت‌] به خدا پس از آنکه روی بر تافتید فکری به حال بتهایتان خواهم کرد///و به خدا سوگند، در غیاب شما، نقشه‌ای برای نابودی بتهایتان می‌کشم!»///و سوگند به خدا هر آینه بیاندیشم برای بتان شما پس از آنکه بروید پشت‌کنندگان‌///«و سوگند به خدا، پس از آنکه در حال پشت نمودن برفتید، همانا بی‌گمان در کار بتانتان کید و مکری (بحق) خواهم کرد.» quran_en_fa So he broke them to pieces, (all) but the biggest of them, that they might turn (and address themselves) to it. پس [همه] بت‌ها را قطعه قطعه کرد و شکست مگر بت بزرگشان را که [برای درک ناتوانی بت‌ها] به آن مراجعه کنند.///پس [همه] بت‌ها را قطعه قطعه کرد و شکست مگر بت بزرگشان را که [برای درک ناتوانی بت‌ها] به آن مراجعه کنند.///آنها را خرد کرد. مگر بزرگ ترینشان را، تا مگر به آن رجوع کنند.///پس آنها را خرد کرد، جز بزرگشان را، تا به سوى او مراجعه کنند [که حق را روشن کند]///پس آنها را -جز بزرگترشان را- ریز ریز کرد، باشد که ایشان به سراغ آن بروند.///پس [ابراهیم در یک فرصت مناسب] همه‌ی آنها، جز بزرگشان را خرد کرد تا شاید آنها به سراغ آن بیایند.///(در آن موقع به بتخانه شد) و همه بتها را درهم شکست به جز بت بزرگ آنها را تا (در مقام شکایت) به او رجوع کنند.///آنگاه آنها را خرد و ریز کرد، مگر بزرگترشان را، باشد که به او روی آورند///سرانجام (با استفاده از یک فرصت مناسب)، همه آنها -جز بت بزرگشان- را قطعه قطعه کرد؛ شاید سراغ او بیایند (و او حقایق را بازگو کند)!///پس گردانیدشان پاره‌هائی مگر بزرگی برای ایشان شاید بسوی او بازگردند///پس آنان را - جز بزرگشان را - شکسته و تکه تکه کرد، شاید ایشان سوی آن [: بزرگ] برگردند. quran_en_fa They said, "Who has done this to our gods? He must indeed be some man of impiety!" [چون به بتخانه آمدند، با شگفتی] گفتند: چه کسی این کار را با معبودانمان انجام داده است؟ به یقین او از ستمکاران است.///[چون به بتخانه آمدند، با شگفتی] گفتند: چه کسی این کار را با معبودانمان انجام داده است؟ به یقین او از ستمکاران است.///گفتند: چه کس به خدایان ما چنین کرده است؟ هر آینه او از ستمکاران است.///گفتند: چه کسى با خدایان ما چنین کرده است؟ او واقعا از ستمکاران است///گفتند: «چه کسى با خدایان ما چنین [معامله‌اى‌] کرده، که او واقعا از ستمکاران است؟»///[بت‌پرستان چون بت‌های شکسته را دیدند، ‌] گفتند: «چه کسى با خدایان ما چنین کرده؟ بی‌گمان او از ستمکاران است.»///قوم ابراهیم گفتند: کسی که چنین کاری با خدایان ما کرده همانا بسیار ستمکار است.///گفتند چه کسی این کار را در حق خدایان ما انجام داده است، بی‌شک که از ستمکاران است‌///(هنگامی که منظره بتها را دیدند،) گفتند: «هر کس با خدایان ما چنین کرده، قطعا از ستمگران است (و باید کیفر سخت ببیند)!»///گفتند آن که کرده است این را به خدایان ما همانا او است از ستمگران‌///گفتند: «کسی که با خدایان ما چنان کرده، او بی‌چون و بی‌گمان از ستمکاران است‌.» quran_en_fa They said, "We heard a youth talk of them: He is called Abraham." گفتند: از جوانی شنیدیم که از بتان ما [به عنوان عناصری بی اثر و بی اختیار] یاد می‌کرد که به او ابراهیم می‌گویند.///گفتند: از جوانی شنیدیم که از بتان ما [به عنوان عناصری بی اثر و بی اختیار] یاد می‌کرد که به او ابراهیم می‌گویند.///گفتند: شنیده‌ایم که جوانى به نام ابراهیم، از آنها سخن مى‌گفته است.///گفتند: شنیده‌ایم جوانى که به او ابراهیم گفته مى‌شود از آنها به بدى یاد مى‌کند///گفتند: «شنیدیم جوانى، از آنها [به بدى‌] یاد مى‌کرد که به او ابراهیم گفته مى‌شود.»///گفتند: «شنیده‌ایم جوانى که به او ابراهیم مى‌گویند، آن [بت] ها را [به بدى] یاد مى‌کرد.»///(آنان که لعن بتان را از ابراهیم شنیده بودند) گفتند که ما جوانی ابراهیم نام را شنیده‌ایم که بتان را (به بدی و زشتی) یاد می‌کرد.///گفتند، شنیدیم جوانی که به او ابراهیم گفته می‌شد، از آنان سخن می‌گفت‌///(گروهی) گفتند: «شنیدیم نوجوانی از (مخالفت با) بتها سخن می‌گفت که او را ابراهیم می‌گویند.»///گفتند شنیدیم جوانی یادشان می‌کرد که گفته می‌شد بدو ابراهیم‌///گفتند: «جوانی را شنیدیم (که) آنها را (به بدی) یاد می‌کرد (و) به او ابراهیم گفته می‌شود.» quran_en_fa They said, "Then bring him before the eyes of the people, that they may bear witness." گفتند: پس او را در برابر دیدگان مردم بیاورید تا آنان [به این کار او] شهادت دهند.///گفتند: پس او را در برابر دیدگان مردم بیاورید تا آنان [به این کار او] شهادت دهند.///گفتند: او را به محضر مردم بیاورید، تا شهادت دهند.///گفتند: پس او را در برابر چشم مردم حاضر کنید تا آنها [به جرم او] گواهى دهند///گفتند: «پس او را در برابر دیدگان مردم بیاورید، باشد که آنان شهادت دهند.»///[بزرگان قوم] گفتند: «پس او را در پیش چشم مردم بیاورید تا آنها [بر مجرم بودن او] گواهى دهند.»///قوم گفتند: او را حاضر سازید در حضور جماعت تا بر این کار او گواهی دهند.///گفتند او را در پیش چشمان مردم حاضر کنید تا آنان حاضر و ناظر باشند///(جمعیت) گفتند: «او را در برابر دیدگان مردم بیاورید، تا گواهی دهند!»///گفتند بیاریدش پیش چشم مردم شاید گواه باشند///گفتند: «پس او را برابر دیدگان مردمان بیاورید، شاید آنان (او را) بنگرند.» quran_en_fa They said, "Art thou the one that did this with our gods, O Abraham?" گفتند: ای ابراهیم! آیا تو با معبودان ما چنین کرده‌ای؟///گفتند: ای ابراهیم! آیا تو با معبودان ما چنین کرده‌ای؟///گفتند: اى ابراهیم، تو با خدایان ما چنین کرده‌اى؟///گفتند: اى ابراهیم! آیا تو با خدایان ما چنین کرده‌اى///گفتند: «اى ابراهیم، آیا تو با خدایان ما چنین کردى؟»///گفتند: «اى ابراهیم! آیا تو با خدایان ما این چنین کرده‌اى؟»///به او گفتند: ای ابراهیم آیا تو با خدایان ما چنین کردی؟///[آوردندش و] گفتند ای ابراهیم آیا تو این کار را با خدایان ما کردی؟///(هنگامی که ابراهیم را حاضر کردند،) گفتند: «تو این کار را با خدایان ما کرده‌ای، ای ابراهیم؟!»///گفتند آیا تو کردی این را به خدایان ما ای ابراهیم‌///گفتند: «ابراهیم! آیا تو با خدایان ما این (چنین) کردی‌؟» quran_en_fa He said: "Nay, this was done by - this is their biggest one! ask them, if they can speak intelligently!" گفت: بلکه [سالم ماندن بزرگشان نشان می‌دهد که] بزرگشان این کار را انجام داده است؛ پس اگر سخن می‌گویند، از خودشان بپرسید.///گفت: بلکه [سالم ماندن بزرگشان نشان می‌دهد که] بزرگشان این کار را انجام داده است؛ پس اگر سخن می‌گویند، از خودشان بپرسید.///گفت: بلکه بزرگ‌ترینشان چنین کرده است. اگر سخن مى‌گویند از آنها بپرسید.///گفت: نه، بلکه این کار را بزرگ آنها کرده است. اگر حرف مى‌زنند از خودشان بپرسید///گفت: «[نه‌] بلکه آن را این بزرگترشان کرده است، اگر سخن مى‌گویند از آنها بپرسید.»///[ابراهیم] گفت: «بلکه این کار را بزرگشان کرده است! از خودشان بپرسید، اگر سخن مى‌گویند!»///ابراهیم (در مقام احتجاج) گفت: بلکه این کار را بزرگ آنها کرده است، شما از این بتان سؤال کنید اگر سخن می‌گویند.///[به ریشخند] گفت نه بلکه همین بزرگترشان چنین کاری کرده است، اگر سخن می‌گویند از آنها بپرسید///گفت: «بلکه این کار را بزرگشان کرده است! از آنها بپرسید اگر سخن می‌گویند!»///گفت بلکه کرد آن را بزرگ ایشان این پس بپرسیدشان اگر هستند سخن‌گویان‌///گفت: «بلکه بزرگشان چنان کرده است. پس از آنان بپرسید؛» اگر سخن می‌گفته‌اند. quran_en_fa So they turned to themselves and said, "Surely ye are the ones in the wrong!" پس آنان [با تفکر و تأمل] به خود آمدند و گفتند: شما خودتان [با پرستیدن این موجودات بی اثر و بی اختیار] ستمکارید [نه ابراهیم.]///پس آنان [با تفکر و تأمل] به خود آمدند و گفتند: شما خودتان [با پرستیدن این موجودات بی اثر و بی اختیار] ستمکارید [نه ابراهیم.]///با خودشان گفت‌وگو کردند و گفتند: شما خود ستمکار هستید.///پس به خویشتن بازگشتند و [به یکدیگر] گفتند: در حقیقت شما خودتان ستمکارید///پس به خود آمده و [به یکدیگر] گفتند: «در حقیقت، شما ستمکارید.»///پس به [وجدان‌هاى] خود بازگشتند، [و به یکدیگر] گفتند: «شما خودتان [با پرستش این سنگ‌های ناتوان] ستمکارید [نه ابراهیم.]»///آن‌گاه با خود فکر کردند و باهم گفتند: البته شما ستمکارید (که این بتان عاجز و بی‌اثر را می‌پرستید نه ابراهیم که آنها را درهم شکسته است).///به خود آمدند و گفتند شما خود ستمگرید///آنها به وجدان خویش بازگشتند؛ و (به خود) گفتند: «حقا که شما ستمگرید!»///پس بازگشتند به خود و گفتند همانا شمائید ستمگران‌///پس به (فطرت و عقل) خود باز گشتند. آن‌گاه (به یکدیگر) گفتند: «در حقیقت، شما (همین) شما، ستمکارانید.» quran_en_fa Then were they confounded with shame: (they said), "Thou knowest full well that these (idols) do not speak!" آن گاه سرافکنده و شرمسار شدند [ولی از روی ستیزه جویی به ابراهیم گفتند:] مسلما تو می‌دانی که اینان سخن نمی‌گویند.///آن گاه سرافکنده و شرمسار شدند [ولی از روی ستیزه جویی به ابراهیم گفتند:] مسلما تو می‌دانی که اینان سخن نمی‌گویند.///آنگاه به حیرت سر فرو داشتند و گفتند: تو خود مى‌دانى که اینان سخن نمى‌گویند.///سپس سر افکنده شدند [و گفتند:] تو خوب مى‌دانى که اینها سخن نمى‌گویند///سپس سرافکنده شدند [و گفتند:] «قطعا دانسته‌اى که اینها سخن نمى‌گویند.»///سپس [دوباره] به اندیشه‌هاى باطلى که در سر داشتند، بازگشتند [و به ابراهیم گفتند:] «به راستى تو خود مى‌دانى که اینها سخن نمی‌گویند.»///و سپس همه سر به زیر شدند و گفتند: تو می‌دانی که این بتان را نطق و گویایی نیست.///سپس سرهایشان را تکان دادند [و گفتند] خوب می‌دانی که اینها سخن نمی‌گویند///سپس بر سرهایشان واژگونه شدند؛ (و حکم وجدان را بکلی فراموش کردند و گفتند:) تو می‌دانی که اینها سخن نمی‌گویند!///پس سرافکنده آمدند که تو دانستی اینان سخن نگویند///سپس سرافکنده شدند (و گفتند:) «به‌راستی و درستی دانسته‌ای که این‌ها سخن نمی‌گویند.» quran_en_fa (Abraham) said, "Do ye then worship, besides Allah, things that can neither be of any good to you nor do you harm? گفت: [با توجه به این حقیقت] آیا به جای خدا چیزهایی را می‌پرستید که هیچ سود و زیانی به شما نمی‌رسانند؟!///گفت: [با توجه به این حقیقت] آیا به جای خدا چیزهایی را می‌پرستید که هیچ سود و زیانی به شما نمی‌رسانند؟!///گفت: آیا سواى الله چیزى را مى‌پرستید که نه شما را سود مى‌رساند نه زیان.///گفت: پس آیا سواى خدا چیزى را مى‌پرستید که هیچ سود و زیانى به شما نمى‌رساند///گفت: «آیا جز خدا چیزى را مى‌پرستید که هیچ سود و زیانى به شما نمى‌رساند؟///[ابراهیم] گفت: «پس آیا شما به جاى خداوند، چیزى را مى‌پرستید که هیچ سودى براى شما ندارد؟ و هیچ زیانى به شما نمى‌رساند؟!///ابراهیم گفت: پس چرا خدا را (که هر نفعی به دست اوست) رها کرده و بتهایی را می‌پرستید که هیچ نفع و ضرری برای شما ندارند؟///گفت آیا پس به جای خداوند چیزی را که نه سودی به شما می‌رساند و نه زیانی می‌پرستید؟///(ابراهیم) گفت: «آیا جز خدا چیزی را می‌پرستید که نه کمترین سودی برای شما دارد، و نه زیانی به شما می‌رساند! (نه امیدی به سودشان دارید، و نه ترسی از زیانشان!)///گفت آیا می‌پرستید جز خدا آنچه را سود ندهد به شما چیزی را و نه زیان رساند///گفت: «پس آیا مادون خدا چیزی را می‌پرستید، که نه سودی به شما می‌رساند و نه زیانی؟» quran_en_fa "Fie upon you, and upon the things that ye worship besides Allah! Have ye no sense?".. اف بر شما و بر آنچه به جای خدا می‌پرستید؛ پس آیا نمی‌اندیشید؟///اف بر شما و بر آنچه به جای خدا می‌پرستید؛ پس آیا نمی‌اندیشید؟///بیزارم از شما و از آن چیزهایى که سواى الله مى‌پرستید. آیا به عقل درنمى‌یابید؟///اف بر شما و بر آنچه غیر از خدا مى‌پرستید، پس چرا نمى‌اندیشید///اف بر شما و بر آنچه غیر از خدا مى‌پرستید. مگر نمى‌اندیشید؟»///ننگ بر شما و بر هر چه جز خدا می‌پرستید. آیا نمى‌اندیشید؟!»///اف بر شما و بر آنچه به جز خدای یکتا می‌پرستید، آیا شما عقل خود را هیچ‌کار نمی‌بندید؟///اف بر شما و بر آنچه به جای خداوند می‌پرستید، آیا اندیشه نمی‌کنید؟///اف بر شما و بر آنچه جز خدا می‌پرستید! آیا اندیشه نمی‌کنید (و عقل ندارید)؟!///اف بر شما و بر آنچه می‌پرستید جز خدا پس آیا بخرد نمی‌آیید///«اف برای شما و برای آنچه غیر از خدا می‌پرستید. آیا پس خرد‌ورزی نمی‌کنید؟» quran_en_fa They said, "Burn him and protect your gods, If ye do (anything at all)!" گفتند: اگر می‌خواهید کاری انجام دهید [و مرد کار هستید] او را بسوزانید، و معبودانتان را یاری دهید.///گفتند: اگر می‌خواهید کاری انجام دهید [و مرد کار هستید] او را بسوزانید، و معبودانتان را یاری دهید.///گفتند: اگر مى‌خواهید کارى بکنید، بسوزانیدش و خدایان خود را نصرت دهید.///گفتند: اگر مى‌خواهید کارى کنید او را بسوزانید و خدایانتان را نصرت دهید///گفتند: «اگر کارى مى‌کنید، او را بسوزانید و خدایانتان را یارى دهید.»///[بزرگان قوم] گفتند: «اگر مى‌خواهید کارى کنید! او را بسوزانید و خدایانتان را یارى کنید.»///قوم گفتند: ابراهیم را بسوزانید و خدایان خود را یاری کنید اگر (بر رضای خدایان) کاری خواهید کرد.///گفتند او را بسوزانید و اگر می‌توانید خدایانتان را یاری دهید///گفتند: «او را بسوزانید و خدایان خود را یاری کنید، اگر کاری از شما ساخته است!»///گفتند سخت بسوزانیدش و یاری کنید خدایان خویش را اگر هستید کنندگان‌///(به یکدیگر) گفتند: «اگر کننده‌ی کاری بوده‌اید، او را بسوزانید و خدایانتان را یاری دهید.» quran_en_fa We said, "O Fire! be thou cool, and (a means of) safety for Abraham!" [پس او را در آتش افکندند] گفتیم: ای آتش! برابر ابراهیم سرد و بی آسیب باش!///[پس او را در آتش افکندند] گفتیم: ای آتش! برابر ابراهیم سرد و بی آسیب باش!///گفتیم: اى آتش، بر ابراهیم خنک و سلامت باش.///گفتیم: اى آتش! براى ابراهیم سرد و سلامت باش///گفتیم: «اى آتش، براى ابراهیم سرد و بى‌آسیب باش.»///[آتشى بزرگ فراهم کردند و ابراهیم را به درون آن افکندند؛ ولی ما] گفتیم: اى آتش! بر ابراهیم سرد و سلامت باش!///(پس آن قوم آتشی سخت افروختند و ابراهیم را در آن افکندند) ما خطاب کردیم که‌ای آتش سرد و سالم برای ابراهیم باش (آتش به خطاب خدا گل و ریحان گردید).///گفتیم ای آتش بر ابراهیم سرد و سلامت شو///(سرانجام او را به آتش افکندند؛ ولی ما) گفتیم: «ای آتش! بر ابراهیم سرد و سالم باش!»///گفتیم ای آتش باش سرد و سلامت بر ابراهیم‌///گفتیم: «آتش! برای ابراهیم سردی و سلامتی‌ای باش.» quran_en_fa Then they sought a stratagem against him: but We made them the ones that lost most! و بر ضد او نیرنگی سنگین به کار گرفتند [که نابودش کنند] پس آنان را زیانکارترین [مردم] قرار دادیم.///و بر ضد او نیرنگی سنگین به کار گرفتند [که نابودش کنند] پس آنان را زیانکارترین [مردم] قرار دادیم.///مى‌خواستند براى ابراهیم مکرى بیندیشند، ولى ما زیانکارشان گردانیدیم.///و خواستند به او نیرنگى بزنند ولى ما آنها را زیانکارتر [و بازنده‌ى اصلى‌] قرار دادیم///و خواستند به او نیرنگى بزنند و [لى‌] آنان را زیانکارترین [مردم‌] قرار دادیم.///و آنان نیرنگی سخت براى او اراده کردند، ولى ما آنها را از زیانکارترین [مردم] قرار دادیم.///و قوم در مقام کید و کینه او برآمدند و ما (کیدشان را باطل کرده) آنها را به سخت‌ترین زیان و حسرت انداختیم.///و در حق او بدسگالی کردند، آنگاه آنان را زیانکارترین [مردم‌] گرداندیم‌///آنها می‌خواستند ابراهیم را با این نقشه نابود کنند؛ ولی ما آنها را زیانکارترین مردم قرار دادیم!///و خواستند بدو نیرنگی را پس گردانیدیم ایشان را زیانکارتران‌///و خواستند به او نیرنگی (بزرگ) زنند، پس آنان را زیانکارترین (جهانیان) قرار دادیم. quran_en_fa But We delivered him and (his nephew) Lut (and directed them) to the land which We have blessed for the nations. و او و لوط را [از آن سرزمین پر از شرک و فساد] نجات داده و به سوی سرزمینی که در آن برای جهانیان برکت نهاده‌ایم، بردیم.///و او و لوط را [از آن سرزمین پر از شرک و فساد] نجات داده و به سوی سرزمینی که در آن برای جهانیان برکت نهاده‌ایم، بردیم.///او و لوط را رهانیدیم و به سرزمینى که آن را برکت جهانیان قرار داده‌ایم، بردیم.///و او و لوط را [با مهاجرت‌] به سوى سرزمینى که در آن براى مردم برکت گذاشته‌ایم، نجات دادیم///و او و لوط را [براى رفتن‌] به سوى آن سرزمینى که براى جهانیان در آن برکت نهاده بودیم، رهانیدیم.///و ما، او و لوط را [از آن سرزمین پر از شرک و فساد] نجات دادیم و به سوى سرزمینى که در آن براى جهانیان برکت نهاده‌ایم، بردیم.///و ما ابراهیم را با (برادرزاده‌اش) لوط (از شر نمرودیان) برهانیدیم و به (شام) سرزمینی که مایه برکت جهانیان قرار دادیم آنها را بفرستادیم.///و او و لوط را رهاندیم و به سرزمینی رساندیم که برای همگان برکتش بخشیده بودیم‌///و او و لوط را به سرزمین (شام) -که آن را برای همه جهانیان پربرکت ساختیم- نجات دادیم!///و رهانیدیم او و لوط را بسوی سرزمینی که برکت نهادیم در آن برای جهانیان‌///و او و لوط را فراسوی آن سرزمینی که برای عالمیان (آن سامان) در آن برکت نهاده بودیم، رهانیدیم. quran_en_fa And We bestowed on him Isaac and, as an additional gift, (a grandson), Jacob, and We made righteous men of every one (of them). و اسحاق و یعقوب را به عنوان عطایی افزون، به او بخشیدیم و همه را افرادی شایسته قراردادیم.///و اسحاق و یعقوب را به عنوان عطایی افزون، به او بخشیدیم و همه را افرادی شایسته قراردادیم.///و به او اسحاق و فرزندزاده‌اى چون یعقوب را بخشیدیم. و همه را از شایستگان گردانیدیم.///و اسحاق و یعقوب را به عنوان عطیه به او بخشیدیم و همه را شایسته قرار دادیم///و اسحاق و یعقوب را [به عنوان نعمتى‌] افزون به او بخشودیم و همه را از شایستگان قرار دادیم.///و اسحاق و [فرزندش] یعقوب را، [به عنوان نعمتى] افزون به ابراهیم بخشیدیم و همه را از صالحان قرار دادیم.///و به او اسحاق و افزون بر آن (فرزندزاده‌اش) یعقوب را عطا کردیم و همه را صالح و شایسته (مقام نبوت) گردانیدیم.///و به او اسحاق و یعقوب را برتری بخشیدیم، و همه‌شان را از شایستگان قرار دادیم‌///و اسحاق، و علاوه بر او، یعقوب را به وی بخشیدیم؛ و همه آنان را مردانی صالح قرار دادیم!///و بخشیدیم بدو اسحق و یعقوب را فزونی و هر یک را گردانیدیم شایستگان‌///و اسحاق و یعقوب را- افزون- بدو بخشودیم، و همه‌ی اینان را از شایستگان نهادیم. quran_en_fa And We made them leaders, guiding (men) by Our Command, and We sent them inspiration to do good deeds, to establish regular prayers, and to practise regular charity; and they constantly served Us (and Us only). و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما [مردم را] هدایت می‌کردند، و انجام دادن کارهای نیک و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات را به آنان وحی کردیم، و آنان فقط پرستش کنندگان ما بودند.///و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما [مردم را] هدایت می‌کردند، و انجام دادن کارهای نیک و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات را به آنان وحی کردیم، و آنان فقط پرستش کنندگان ما بودند.///و همه را پیشوایانى ساختیم که به امر ما هدایت مى‌کردند. و انجام دادن کارهاى نیک و برپاى داشتن نماز و دادن زکات را به آنها وحى کردیم و همه پرستنده ما بودند.///و آنها را پیشوایانى کردیم که [مردم را] به فرمان ما هدایت مى‌کردند، و به ایشان انجام دادن کارهاى نیک و برپا داشتن نماز و اداى زکات را وحى کردیم و آنان پرستشگر ما بودند///و آنان را پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما هدایت مى‌کردند، و به ایشان انجام دادن کارهاى نیک و برپاداشتن نماز و دادن زکات را وحى کردیم و آنان پرستنده ما بودند.///و آنان را پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما [مردم را] هدایت مى‌کردند و به آنان، انجام کارهاى نیک و برپایى نماز و پرداخت زکات را وحى کردیم و آنان فقط ما را عبادت می‌کردند.///و آنان را پیشوای مردم ساختیم تا (خلق را) به امر ما هدایت کنند و هر کار نیکو را (از انواع عبادات و خیرات) و خصوص اقامه نماز و اداء زکات را به آنها وحی کردیم و آنها هم به عبادت ما پرداختند.///و آنان را پیشوایانی که به فرمان ما ره می‌نمودند، گرداندیم، و به آنان نیکوکاری و برپاداشتن نماز و پرداختن زکات را وحی کردیم، و پرستندگان ما بودند///و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما، (مردم را) هدایت می‌کردند؛ و انجام کارهای نیک و برپاداشتن نماز و ادای زکات را به آنها وحی کردیم؛ و تنها ما را عبادت می‌کردند.///و گردانیدیمشان پیشوایانی که رهبری کنند به فرمان ما و وحی کردیم بسوی ایشان به جای آوردن خوبیها را و بپا داشتن نماز و دادن زکات را و بودند برای ما پرستندگان‌///و آنان را پیشوایانی نهادیم (که) به امرمان (مکلفان را) رهبری می‌کنند و کار خیرات را و بر پاداشتن نماز را و دادن زکات را فراسویشان وحی کردیم، حال آنکه آنان پرستندگان ما بوده‌اند. quran_en_fa And to Lut, too, We gave Judgment and Knowledge, and We saved him from the town which practised abominations: truly they were a people given to Evil, a rebellious people. و به لوط، حکمت و دانش دادیم و او را از آن شهری که [اهلش] کارهای زشت مرتکب می‌شدند، نجات دادیم؛ بی تردید آنان قومی بد و نافرمان بودند.///و به لوط، حکمت و دانش دادیم و او را از آن شهری که [اهلش] کارهای زشت مرتکب می‌شدند، نجات دادیم؛ بی تردید آنان قومی بد و نافرمان بودند.///و به لوط حکم و علم دادیم و از آن قریه که مردمش مرتکب پلیدیها مى‌شدند نجاتش بخشیدیم. آنها که مردمى بد و فاسق بودند.///و به لوط داورى و دانش عطا کردیم و او را از آن شهرى که مردمش کارهاى پلید مى‌کردند نجات دادیم. به راستى آنها مردمى بدکار و فاسق بودند///و به لوط حکمت و دانش عطا کردیم و او را از آن شهرى که [مردمش‌] کارهاى پلید [جنسى‌] مى‌کردند نجات دادیم. به راستى آنها گروه بد و منحرفى بودند.///و به لوط، حکمت و دانش عطا کردیم و او را از قریه‌اى که کارهاى زشت مى‌کردند، رهانیدیم. به راستى آنان مردمى بد و منحرف بودند.///و لوط را هم مقام حکمفرمایی (و یا حکمت و نبوت) و علم عطا نمودیم و او را از شهری که اهلش به اعمال زشت (و کار پلید لواط) می‌پرداختند نجات دادیم که آنها بسیار بدکار و فاسق مردمی بودند.///و به لوط حکمت و علم بخشیدیم و از شهری که اهلش پلیدکاری می‌کردند، نجاتش دادیم، که آنان مردمی پلید و نافرمان بودند///و لوط را (به یاد آور) که به او حکومت و علم دادیم؛ و از شهری که اعمال زشت و کثیف انجام می‌دادند، رهایی بخشیدیم؛ چرا که آنها مردم بد و فاسقی بودند!///و لوط را دادیم بدو حکم و دانش را و رهانیدیمش از شهری که بود همی‌می‌کرد پلیدها را همانا بودند قومی زشت و نافرمانان‌///و لوط را حکمت و دانشی دادیم و او را از آن گروهی که کارهای (جنسی) بس پلید می‌کرده‌اند نجات دادیم. آنان بی‌گمان گروهی بد و فاسق بوده‌اند. quran_en_fa And We admitted him to Our Mercy: for he was one of the Righteous. و او را در رحمت خود درآوردیم؛ چون او از شایستگان بود.///و او را در رحمت خود درآوردیم؛ چون او از شایستگان بود.///او را در رحمت خویش داخل کردیم. که او از شایستگان بود.///و او را در رحمت خویش داخل کردیم همانا او از شایستگان بود///و او را در رحمت خویش داخل کردیم، زیرا او از شایستگان بود.///و او را در رحمت خویش وارد کردیم. همانا او از شایستگان بود.///و او را در رحمت خود داخل کردیم زیرا که از مردم بسیار صالح و نیکوکار به شمار بود.///و او را در جوار رحمت خود در آوردیم، که او از شایستگان بود///و او را در رحمت خود داخل کردیم؛ و او از صالحان بود.///و درآوردیمش به رحمت خویش همانا او است از شایستگان‌///و او را در رحمت خویش داخل کردیم. به‌راستی او از شایستگان است. quran_en_fa (Remember) Noah, when he cried (to Us) aforetime: We listened to his (prayer) and delivered him and his family from great distress. و نوح را [یاد کن] هنگامی که پیش از این [پیامبران یاد شده] ندا کرد: [پروردگارا! مرا از این قوم فاسد و تبهکار نجات بخش.] پس ندایش را اجابت کردیم، و او و خانواده‌اش را از آن اندوه بزرگ نجات دادیم.///و نوح را [یاد کن] هنگامی که پیش از این [پیامبران یاد شده] ندا کرد: [پروردگارا! مرا از این قوم فاسد و تبهکار نجات بخش.] پس ندایش را اجابت کردیم، و او و خانواده‌اش را از آن اندوه بزرگ نجات دادیم.///و نوح را یاد کن که پیش از آن ما را ندا داد و ما به او پاسخ دادیم و او و خاندانش را از محنتى بزرگ رهانیدیم.///و نوح را یاد کن آن‌گاه که پیش از این ندا کرد و ما او را اجابت کردیم و وى را با خانواده‌اش از آن بلاى بزرگ نجات دادیم///و نوح را [یاد کن‌] آنگاه که پیش از [سایر پیامبران‌] ندا کرد، پس ما او را اجابت کردیم، و وى را با خانواده‌اش از بلاى بزرگ رهانیدیم.///و نوح را پیش‌تر [از ابراهیم و لوط]، آن زمان که [ما را] ندا داد، پس [خواسته‌ى] او را اجابت کردیم. او و خاندانش را از بلاى بزرگ، نجات بخشیدیم.///و (یاد کن حکایت) نوح را که پیش از این (خدا را به یاری خود) خواند، ما هم او را پاسخ دادیم و او و اهل بیتش (و گرویدگانش) را از اندوه و بلای سخت (طوفان) نجات دادیم.///و نوح را [نیز رهاندیم‌] که پیش از آن ندا به دعا برداشته بود، و دعایش را اجابت کردیم و او و خانواده‌اش را از گرفتاری بزرگ رهاندیم‌///و نوح را (به یاد آور) هنگامی که پیش از آن (زمان، پروردگار خود را) خواند! ما دعای او را مستجاب کردیم؛ و او و خاندانش را از اندوه بزرگ نجات دادیم؛///و نوح را هنگامی که برخواند پیش از این پس پذیرفتیم خواستش را و رهائیش دادیم او و خاندانش را از اندوه بزرگ‌///و نوح را (نیز در رحمتمان داخل کردیم) چون از پیش (ما را) ندا کرد و ما او را اجابت کردیم و وی را با خانواده‌اش از (آن) بلای بزرگ رهانیدیم. quran_en_fa We helped him against people who rejected Our Signs: truly they were a people given to Evil: so We drowned them (in the Flood) all together. و او را در برابر گروهی که آیات ما را تکذیب کردند، یاری دادیم؛ قطعا آنان گروه بدی بودند، پس همه آنان را غرق کردیم.///و او را در برابر گروهی که آیات ما را تکذیب کردند، یاری دادیم؛ قطعا آنان گروه بدی بودند، پس همه آنان را غرق کردیم.///و او را بر مردمى که آیات ما را تکذیب مى‌کردند پیروزى دادیم. آنان بد مردمى بودند و ما همه را غرقه ساختیم.///و او را در مقابل مردمى که آیات ما را تکذیب کردند نصرت دادیم، آنها مردم بدکارى بودند، پس همه آنها را غرق ساختیم///و او را در برابر مردمى که نشانه‌هاى ما را به دروغ گرفته بودند پیروزى بخشیدیم، چرا که آنان مردم بدى بودند، پس همه ایشان را غرق کردیم.///و او را در برابر مردمى که نشانه‌هاى ما را تکذیب کردند، یارى دادیم. به درستى که آنان، مردم بدى بودند، پس همه‌ى آنها را غرق کردیم.///و او را بر دفع آن قومی که آیات ما را تکذیب کردند نصرت دادیم، که آن قوم بسیار بدکار (و کافر) بودند و ما همه آنها را یکسر (به طوفان) غرق کردیم.///و او را در برابر قومی که آیات ما را دروغ می‌انگاشتند یاری دادیم، که آنان قومی پلید بودند و همگی‌شان را غرق کردیم‌///و او را در برابر جمعیتی که آیات ما را تکذیب کرده بودند یاری دادیم؛ چرا که قوم بدی بودند؛ از این رو همه آنها را غرق کردیم!///و یاریش کردیم از قومی که دروغ پنداشتند آیتهای ما را همانا بودند قومی زشت پس غرقشان ساختیم همگان‌///و او را از (شر) مردمی که با نشانه‌های ما (همان‌ها و ما را) به دروغ گرفته بودند، پیروزی بخشیدیم؛ آنان بی‌چون مردم بدی بودند؛ پس همه‌ی ایشان را غرق کردیم. quran_en_fa And remember David and Solomon, when they gave judgment in the matter of the field into which the sheep of certain people had strayed by night: We did witness their judgment. و داود و سلیمان را [یاد کن] زمانی که درباره آن کشتزار که شبانه گوسفندان قوم در آن چریده بودند، داوری می‌کردند، و ما گواه داوری آنان بودیم.///و داود و سلیمان را [یاد کن] زمانی که درباره آن کشتزار که شبانه گوسفندان قوم در آن چریده بودند، داوری می‌کردند، و ما گواه داوری آنان بودیم.///و داود و سلیمان را یاد کن آنگاه که درباره کشتزارى داورى کردند که گوسفندان آن قوم، شبانه در آنجا مى‌چریدند. و ما شاهد داورى آنها بودیم.///و داود و سلیمان را [یاد کن‌]، هنگامى که در باره‌ى آن کشتزار که گوسفندان قوم، شبانه در آن چریده بودند داورى مى‌کردند و ما شاهد حکمتشان بودیم///و داوود و سلیمان را [یاد کن‌] هنگامى که در باره آن کشتزار -که گوسفندان مردم شب‌هنگام در آن چریده بودند- داورى مى‌کردند، و [ما] شاهد داورى آنان بودیم.///و داوود و سلیمان [را یاد کن] آن هنگام که درباره‌ى کشت‌زارى که گوسفندان قوم، شبانگاه در آن چریده [و آن را تباه ساخته] بودند، داورى مى‌کردند و ما شاهد داورى آنان بودیم.///و (یاد کن احوال) داود و سلیمان را وقتی که درباره گوسفندان بی‌شبانی که در مزرعی چریدند (و آن را تباه کردند) قضاوت می‌نمودند (که از شیرشان صاحب زرع به قدر زراعتش استفاده کند) و ما بر حکم آنها گواه بودیم.///و داوود و سلیمان را یاد کن که درباره کشتزاری که گوسفند کسانی شبانه در آن چریده بود، داوری کردند و ما شاهد داوریشان بودیم‌///و داوود و سلیمان را (به خاطر بیاور) هنگامی که درباره کشتزاری که گوسفندان بی شبان قوم، شبانگاه در آن چریده (و آن را تباه کرده) بودند، داوری می‌کردند؛ و ما بر حکم آنان شاهد بودیم.///و داود و سلیمان هنگامی که حکومت می‌کردند در کشتزارگاهی که پراکنده شدند در آن گوسفندان قوم و بودیم حکومت آنان را گواهان‌///و داوود و سلیمان را (نیز) چون درباره‌ی آن کشتزار - که گوسفندان قوم، شب‌هنگام در آن همچنان پراکنده شدند - داوری می‌کردند؛ و ما شاهد داوری آنان بوده‌ایم. quran_en_fa To Solomon We inspired the (right) understanding of the matter: to each (of them) We gave Judgment and Knowledge; it was Our power that made the hills and the birds celebrate Our praises, with David: it was We Who did (all these things). پس [داوری] آن را به سلیمان فهماندیم، و هر یک را حکمت و دانش عطا کردیم، و کوه‌ها و پرندگان را رام و مسخر کردیم که همواره با داود تسبیح می‌گفتند، و ما انجام دهنده [این کار] بودیم.///پس [داوری] آن را به سلیمان فهماندیم، و هر یک را حکمت و دانش عطا کردیم، و کوه‌ها و پرندگان را رام و مسخر کردیم که همواره با داود تسبیح می‌گفتند، و ما انجام دهنده [این کار] بودیم.///و این شیوه داورى را به سلیمان آموختیم و همه را حکم و علم دادیم و کوه‌ها را مسخر داود گردانیدیم که آنها و پرندگان با او تسبیح مى‌گفتند و این همه ما کردیم.///پس شیوه‌ى داورى را به سلیمان فهماندیم و هر یک را حکم و دانش عطا کردیم، و کوه‌ها و پرندگان را با داود مسخر کردیم که با او تسبیح مى‌گفتند، و ما انجام دهنده‌ى این کار بودیم///پس آن [داورى‌] را به سلیمان فهماندیم، و به هر یک [از آن دو] حکمت و دانش عطا کردیم، و کوهها را با داوود و پرندگان به نیایش واداشتیم، و ما کننده [این کار] بودیم.///پس ما [حکم] آن را به سلیمان فهماندیم و هر یک [از آن دو] را، حکمت و دانش دادیم و کوه‌ها و پرندگان را با داوود به نیایش و تسبیح واداشتیم و ما کننده [این کار] بودیم.///و ما آن قضاوت را به سلیمان به وحی آموختیم و به هر یک (از سلیمان و داود) مقام حکمفرمایی و دانش عطا کردیم و کوهها و مرغان را مسخر داود گردانیدیم که با (آهنگ تسبیح و نغمه) او تسبیح می‌کردند، و ما این معجزات را از او پدید آوردیم.///و آن را به سلیمان فهماندیم، و به هر دو حکمت و علم بخشیدیم، و کوهها و پرندگان را تسخیر کردیم که همراه با داوود تسبیح می‌گفتند، و توانای آن کار بودیم‌///ما (حکم واقعی) آن را به سلیمان فهماندیم؛ و به هر یک از آنان (شایستگی) داوری، و علم فراوانی دادیم؛ و کوه‌ها و پرندگان را با داوود مسخر ساختیم، که (همراه او) تسبیح (خدا) می‌گفتند؛ و ما این کار را انجام دادیم!///پس آموختیمش (فهماندیمش) به سلیمان و هر یک را دادیم حکمی و دانشی و فرمانبردار ساختیم با داود کوه‌ها را که تسبیح کنند و مرغان را و بودیم کنندگان‌///پس آن (داوری) را به سلیمان فهماندیم و به هر یک (از آن دو) حکم [: سلطه] و دانشی دادیم، و کوه‌ها را با داوود تسبیح‌گویان مسخر کردیم و (نیز) پرندگان را. و ما کننده‌ی (این کارها) بوده‌ایم. quran_en_fa It was We Who taught him the making of coats of mail for your benefit, to guard you from each other's violence: will ye then be grateful? و به سود شما صنعت ساختن پوشش‌های دفاعی را به او آموختیم تا شما را از [آسیب] جنگ تان محافظت نماید، پس آیا شما شکرگزار حق هستید؟///و به سود شما صنعت ساختن پوشش‌های دفاعی را به او آموختیم تا شما را از [آسیب] جنگ تان محافظت نماید، پس آیا شما شکرگزار حق هستید؟///و به او آموختیم تا برایتان زره بسازد. تا شما را به هنگام جنگیدنتان حفظ کند. آیا سپاسگزارى مى‌کنید؟///و براى شما به داود فن زره‌سازى آموختیم تا شما را از خطرات جنگتان حفظ کند. پس آیا سپاسگزار هستید///و به [داوود] فن زره [سازى‌] آموختیم، تا شما را از [خطرات‌] جنگتان حفظ کند. پس آیا شما سپاسگزارید؟///و براى شما به داوود فن زره‌سازى را آموختیم، تا شما را از [خطرات] جنگتان نگه دارد. پس آیا شما سپاسگزار هستید؟///و ما به داود صنعت زره ساختن برای شما آموختیم تا شما را از زخم شمشیر و آزار یکدیگر محفوظ دارد، آیا شکر به جای می‌آورید؟///و به او [داوود] فن زره‌بافی برای شما آموخته بودیم تا شما را از آسیب همدیگر محفوظ بدارد، آیا شما شاکرید؟///و ساختن زره را بخاطر شما به او تعلیم دادیم، تا شما را در جنگهایتان حفظ کند؛ آیا شکرگزار (این نعمتهای خدا) هستید؟///و آموختیمش ساختن پوشاکی را برای شما تا نگهداردتان از خشم خویش پس آیا هستید سپاسگزاران‌///و برای شما به او [: داوود] فن زره (سازی) را آموختیم، تا شما را از درگیری‌ها و خطراتتان نگهبانی کند. پس آیا شما سپاسگزارید؟ quran_en_fa (It was Our power that made) the violent (unruly) wind flow (tamely) for Solomon, to his order, to the land which We had blessed: for We do know all things. و برای سلیمان، تندباد را رام و مسخر کردیم که به فرمانش به سوی آن سرزمینی که در آن برکت نهادیم، حرکت می‌کرد و ما همواره به همه چیز داناییم.///و برای سلیمان، تندباد را رام و مسخر کردیم که به فرمانش به سوی آن سرزمینی که در آن برکت نهادیم، حرکت می‌کرد و ما همواره به همه چیز داناییم.///و تندباد را مسخر سلیمان کردیم که به امر او در آن سرزمین که برکتش داده بودیم حرکت مى‌کرد. و ما بر هر چیزى آگاهیم.///و تندباد را مسخر سلیمان کردیم که به فرمان او به سوى سرزمینى که در آن برکت نهاده بودیم روان مى‌گشت، و ما به هر چیزى آگاه بودیم///و براى سلیمان، تندباد را [رام کردیم‌] که به فرمان او به سوى سرزمینى که در آن برکت نهاده بودیم جریان مى‌یافت، و ما به هر چیزى دانا بودیم.///و براى سلیمان، تندباد را [رام کردیم] که به فرمان او به سوى سرزمینى که درآن برکت قرار دادیم، روان مى‌شد و ما به هر چیزى آگاه بوده‌ایم.///و باد تند سیر صرصر را ما مسخر سلیمان گردانیدیم که به امر او بدان سرزمین (سرزمین شامات) که با برکت برای جهانیان کردیم حرکت می‌کرد، و ما به همه امور عالم داناییم.///و برای سلیمان باد تندرو را [تسخیر کردیم‌] که به فرمان او به سرزمینی که آن را برکت داده بودیم روان می‌شد، و به هر چیزی دانا [و توانا] ییم///و تندباد را مسخر سلیمان ساختیم، که بفرمان او بسوی سرزمینی که آن را پربرکت کرده بودیم جریان می‌یافت؛ و ما از همه چیز آگاه بوده‌ایم.///و برای سلیمان باد را سخت وزنده روان می‌شد به فرمان او بسوی سرزمینی که برکت نهادیم در آن و بودیم به هر چیزی دانایان‌///و برای سلیمان، باد وزان را - در حالی‌که به فرمان او سوی سرزمینی که در آن برکت نهاده بودیم جریان می‌یافت - مسخر کردیم. و ما به هر چیزی دانا بوده‌ایم. quran_en_fa And of the evil ones, were some who dived for him, and did other work besides; and it was We Who guarded them. و از شیطان‌ها کسانی را رام و مسخر او کردیم که برایش غواصی و کارهایی غیر از آن انجام می‌دادند، و ما نگهبان آنان بودیم.///و از شیطان‌ها کسانی را رام و مسخر او کردیم که برایش غواصی و کارهایی غیر از آن انجام می‌دادند، و ما نگهبان آنان بودیم.///و گروهى از دیوان برایش در دریا غواصى مى‌کردند و جز آن به کارهاى دیگر مشغول بودند و ما حافظ آنها بودیم.///و عده‌اى از شیاطین براى او غواصى مى‌کردند و غیر از آن نیز کارهایى انجام مى‌دادند، و ما مراقب اوضاع آنها بودیم [تا از فرمان سلیمان تمرد نکنند]///و برخى از شیاطین بودند که براى او غواصى و کارهایى غیر از آن مى‌کردند، و ما مراقب [حال‌] آنها بودیم.///و گروهى از شیطان‌ها [را نیز رام سلیمان قرار دادیم که] براى او غواصى مى‌کردند و کارهایى غیر از این انجام مى‌دادند و ما آنها را [از سرکشى] حفظ مى‌کردیم!///و نیز برخی از دیوان را مسخر سلیمان کردیم که به دریا برای او غواصی کنند و یا به کارهای دیگر در دستگاه او بپردازند، و ما نگهبان دیوان (برای حفظ ملک سلیمان) بودیم.///و نیز بعضی از شیاطین را که برای او غواصی می‌کردند و کارهایی جز این هم انجام می‌دادند، و نگاهبان آنان بودیم‌///و گروهی از شیاطین (را نیز مسخر او قرار دادیم، که در دریا) برایش غواصی می‌کردند؛ و کارهایی غیر از این (نیز) برای او انجام می‌دادند؛ و ما آنها را (از سرکشی) حفظ می‌کردیم!///و از شیاطین آنان را که به دریا فرو می‌رفتند برایش و می‌کردند کاری را جز آن و بودیم برای آنان نگهبانان‌///و برخی از شیاطین کسانی (بودند که) برایش غواصی می‌کردند و عملی (هم) جز این انجام می‌دادند، و برایشان نگهبان بوده‌ایم. quran_en_fa And (remember) Job, when He cried to his Lord, "Truly distress has seized me, but Thou art the Most Merciful of those that are merciful." و ایوب را [یاد کن] هنگامی که پروردگارش را ندا داد که مرا آسیب و سختی رسیده و تو مهربان‌ترین مهربانانی.///و ایوب را [یاد کن] هنگامی که پروردگارش را ندا داد که مرا آسیب و سختی رسیده و تو مهربان‌ترین مهربانانی.///و ایوب را یاد کن آنگاه که پروردگارش را ندا داد: به من بیمارى و رنج رسیده است و تو مهربان‌ترین مهربانانى.///و ایوب را [یاد کن‌]، هنگامى که پروردگارش را ندا داد که مرا رنج و عسرت گرفته است و تو از همه مهربانان مهربان‌ترى///و ایوب را [یاد کن‌] هنگامى که پروردگارش را ندا داد که: «به من آسیب رسیده است و تویى مهربانترین مهربانان.»///و [به یاد آور] ایوب را، آن زمان که پروردگارش را ندا داد که: «[پروردگارا!] به من آسیب و سختی رسیده است و تو مهربان‌ترین مهربانانى!»///و (یاد کن حال) ایوب را وقتی که پروردگار خود را خواند که مرا بیماری و رنج سخت رسیده و تو (بر بندگانت) از همه مهربانان عالم مهربان‌تری.///و ایوب را [یاد کن‌] که پروردگارش را به دعا ندا داد که به من رنج رسیده است و حال آنکه تو مهربان‌ترین مهربانانی‌///و ایوب را (به یاد آور) هنگامی که پروردگارش را خواند (و عرضه داشت): «بدحالی و مشکلات به من روی آورده؛ و تو مهربانترین مهربانانی!»///و ایوب هنگامی که خواند پروردگار خویش را که مرا رسید رنج و توئی مهربانترین مهربانان‌///و ایوب را (نیز) چون پروردگارش را ندا در داد که: «همواره به من زیان رسیده و تویی رحم‌کننده‌ترین رحم‌کنندگان.» quran_en_fa So We listened to him: We removed the distress that was on him, and We restored his people to him, and doubled their number,- as a Grace from Ourselves, and a thing for commemoration, for all who serve Us. پس ندایش را اجابت کردیم و آنچه از آسیب و سختی به او بود برطرف نمودیم، و خانواده‌اش را [که در حادثه‌ها از دستش رفته بودند] و مانندشان را همراه با آنان به او عطا کردیم که رحمتی از سوی ما و مایه پند و تذکری برای عبادت کنندگان بود.///پس ندایش را اجابت کردیم و آنچه از آسیب و سختی به او بود برطرف نمودیم، و خانواده‌اش را [که در حادثه‌ها از دستش رفته بودند] و مانندشان را همراه با آنان به او عطا کردیم که رحمتی از سوی ما و مایه پند و تذکری برای عبادت کنندگان بود.///دعایش را اجابت کردیم. و آزار از او دور کردیم و خاندانش را و همانند آنها را با آنها به او بازگردانیدیم. و این رحمتى بود از جانب ما، تا خداپرستان همواره به یاد داشته باشند.///پس دعاى او را اجابت نمودیم و آسیب وارد شده بر او را برطرف کردیم، و خانواده‌ى او و نظیرشان را همراه با آنان مجددا به وى عطا کردیم تا رحمتى از جانب ما و تذکرى براى خداپرستان باشد///پس [دعاى‌] او را اجابت نمودیم و آسیب وارده بر او را برطرف کردیم، و کسان او و نظیرشان را همراه با آنان [مجددا] به وى عطا کردیم [تا] رحمتى از جانب ما و عبرتى براى عبادت‌کنندگان [باشد].///پس [دعاى] او را مستجاب کردیم و رنج و سختى او را برداشتیم و خانواده‌اش را به او بازگرداندیم و همانندشان را با ایشان [به او عطا کردیم، تا هم] رحمتى از سوى ما [به او باشد و هم مایه‌ی یادآورى] و پندى براى عبادت‌کنندگان.///پس ما دعای او را مستجاب کردیم و درد و رنجش را برطرف ساختیم و اهل و فرزندانش را (که از او گرفته بودیم) با عده دیگر به مثل آنها باز به او عطا کردیم تا هم لطف و رحمتی در حق او کرده باشیم و هم اهل عبادت متذکر (لطف و احسان ما) شوند.///سپس دعای او را اجابت کردیم و رنجی را که به او رسیده بود، برطرف کردیم، و خانواده‌اش را [دیگر بار] به او بخشیدیم و همانند آنان را، که رحمتی از جانب ما بود، و پندی برای عبادت‌پیشگان‌///ما دعای او را مستجاب کردیم؛ و ناراحتیهایی را که داشت برطرف ساختیم؛ و خاندانش را به او بازگرداندیم؛ و همانندشان را بر آنها افزودیم؛ تا رحمتی از سوی ما و تذکری برای عبادت‌کنندگان باشد.///پس پذیرفتیم از او و بگشودیم آنچه بدو بود از رنج و دادیم بدو خاندانش را و مانند آنان با آنان رحمتی از نزد ما و یادآوریی برای پرستشگران‌///پس (دعای) او را اجابت نمودیم؛ پس زیان‌هایش را برطرف کردیم. و کسان او و همانندشان را با ایشان به او دادیم، حال آنکه رحمتی از جانب ما و یادواره‌ای برای عبادت‌کنندگان بود. quran_en_fa And (remember) Isma'il, Idris, and Zul-kifl, all (men) of constancy and patience; و اسماعیل و ادریس و ذوالکفل را [یاد کن] که همه از شکیبایان بودند.///و اسماعیل و ادریس و ذوالکفل را [یاد کن] که همه از شکیبایان بودند.///و اسماعیل و ادریس و ذوالکفل را یاد کن که همه از صابران بودند.///و اسماعیل و ادریس و ذو الکفل را [یاد کن‌] که همه از صابران بودند///و اسماعیل و ادریس و ذوالکفل را [یاد کن‌] که همه از شکیبایان بودند.///و اسماعیل و ادریس و ذو‌الکفل [را یاد کن که این پیامبران،] همه از شکیبایان بودند.///و (نیز یاد آر حال) اسماعیل و ادریس و ذو الکفل را که همه بندگان صابر ما بودند.///و اسماعیل و ادریس و ذوالکفل را [یاد کن‌] که همگی از صابران بودند///و اسماعیل و ادریس و ذاالکفل را (به یاد آور) که همه از صابران بودند.///و اسمعیل و ادریس و ذوالکفل هر کدام از صبرکنندگان‌///و (نیز) اسماعیل و ادریس و ذوالکفل را (که) همه از شکیبایانند. quran_en_fa We admitted them to Our mercy: for they were of the righteous ones. و آنان را در رحمت خود درآوردیم، چون از شایستگان بودند.///و آنان را در رحمت خود درآوردیم، چون از شایستگان بودند.///آنان را مشمول بخشایش خویش گردانیدیم و همه از شایستگان بودند.///و آنها را در جوار رحمت خود در آوردیم، همانا آنان از شایستگان بودند///و آنان را در رحمت خود داخل نمودیم، چرا که ایشان از شایستگان بودند.///و ما آنان را در رحمت خویش وارد ساختیم. به درستى که آنان از شایستگان بودند.///و ما آنها را به رحمت (خاص) خود درآوردیم، زیرا آنان از نیکان عالم به شمار بودند.///و آنان را در جوار رحمت خویش درآوردیم، که آنان از شایستگانند///و ما آنان را در رحمت خود وارد ساختیم؛ چرا که آنها از صالحان بودند.///و درآوردیمشان در رحمت خود همانا ایشانند از شایستگان‌///و آنان را در رحمت خود داخل نمودیم (و) به‌راستی ایشان از شایستگان (رسالتی) اند. quran_en_fa And remember Zun-nun, when he departed in wrath: He imagined that We had no power over him! But he cried through the deptHs of darkness, "There is no god but thou: glory to thee: I was indeed wrong!" و صاحب ماهی [حضرت یونس] را [یاد کن] زمانی که خشمناک [از میان قومش] رفت و گمان کرد که ما [زندگی را] بر او تنگ نخواهیم گرفت، پس در تاریکی‌ها [ی شب، زیر آب، و دل ماهی] ندا داد که معبودی جز تو نیست تو از هر عیب و نقصی منزهی، همانا من از ستمکارانم.///و صاحب ماهی [حضرت یونس] را [یاد کن] زمانی که خشمناک [از میان قومش] رفت و گمان کرد که ما [زندگی را] بر او تنگ نخواهیم گرفت، پس در تاریکی‌ها [ی شب، زیر آب، و دل ماهی] ندا داد که معبودی جز تو نیست تو از هر عیب و نقصی منزهی، همانا من از ستمکارانم.///و ذوالنون را، آنگاه که خشمناک برفت و پنداشت که هرگز بر او تنگ نمى‌گیریم. و در تاریکى ندا داد: هیچ خدایى جز تو نیست، تو منزه هستى و من از ستمکاران هستم.///و ذو النون (یونس) را [یاد کن‌]، آن‌گاه که خشمگین [از میان مردم خود] برفت و پنداشت که ما هرگز بر او تنگ نمى‌گیریم، [که ماهى او را بلعید،] پس درون تاریکى‌ها ندا در داد که معبودى جز تو نیست. منزهى تو. به راستى که من از ستمکاران بودم///و «ذوالنون» را [یاد کن‌] آنگاه که خشمگین رفت و پنداشت که ما هرگز بر او قدرتى نداریم، تا در [دل‌] تاریکیها ندا درداد که: «معبودى جز تو نیست، منزهى تو، راستى که من از ستمکاران بودم.»///و [یونس] ذوالنون [را به یاد آور.] آن هنگام که خشمگین [از میان قومش بیرون] رفت و پنداشت که [آسوده شد و] ما بر او تنگ نخواهیم گرفت، [اما همین که در کام نهنگ فرو رفت،] پس در آن تاریکی‌ها [ى شکم نهنگ‌] ندا داد که: «[خداوندا!] جز تو معبودى نیست! تو پاک و منزهى! همانا من از ستمکاران بودم [و نباید مردم را به خاطر سرسختى‌شان رها می‌کردم و تنها می‌گذاشتم].»///و (یاد آر حال) ذو النون (یعنی یونس) را هنگامی که (از میان قوم خود) غضبناک بیرون رفت و چنین پنداشت که ما هرگز او را در مضیقه و سختی نمی‌افکنیم (تا آنکه به ظلمات دریا و شکم ماهی در شب تار گرفتار شد) آن گاه در آن ظلمتها فریاد کرد که خدایی به جز ذات یکتای تو نیست، تو (از شریک و هر عیب و آلایش) پاک و منزهی و من از ستمکاران بودم (که بر نفس خود ستم کردم).///و ذوالنون [/ صاحب ماهی /یونس‌] را [یاد کن‌] که خشمگنانه به راه خود رفت، و گمان کرد هرگز بر او تنگ نمی‌گیریم، آنگاه در دل تاریکی ندا در داد که خدایی جز تو نیست، پاکا که تویی، من از ستمکاران بودم‌///و ذاالنون [= یونس‌] را (به یاد آور) در آن هنگام که خشمگین (از میان قوم خود) رفت؛ و چنین می‌پنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت؛ (اما موقعی که در کام نهنگ فرو رفت،) در آن ظلمتها (ی متراکم) صدا زد: «(خداوندا!) جز تو معبودی نیست! منزهی تو! من از ستمکاران بودم!»///و صاحب ماهی (یا خداوند ماهی) هنگامی که رفت خشمگین پس پنداشت که هرگز بدو قدرت نیابیم پس بنالید در تاریکیها که نیست خدائی جز تو منزهی تو همانا بودم من از ستمگران‌///و «ذاالنون» [: یونس] را چون خشمگین (از نزد قومش) برفت، پس گمان (شایسته‌ای) برد که ما بر او هرگز تنگ نمی‌گیریم. پس در (دل) تاریکی‌ها (ی دریا و شکم ماهی) ندا در داد: «معبودی جز تو نیست، تو منزهی، من بی‌گمان از ستمکاران (به خود) بوده‌ام.» quran_en_fa So We listened to him: and delivered him from distress: and thus do We deliver those who have faith. پس ندایش را اجابت کردیم و از اندوه نجاتش دادیم؛ و این گونه مؤمنان را نجات می‌دهیم.///پس ندایش را اجابت کردیم و از اندوه نجاتش دادیم؛ و این گونه مؤمنان را نجات می‌دهیم.///دعایش را مستجاب کردیم و او را از اندوه رهانیدیم و مؤمنان را اینچنین مى‌رهانیم.///پس دعایش را اجابت کردیم و او را از اندوه رهانیدیم، و مؤمنان را چنین نجات مى‌دهیم///پس [دعاى‌] او را برآورده کردیم و او را از اندوه رهانیدیم، و مؤمنان را [نیز] چنین نجات مى‌دهیم.///پس [دعاى] او را اجابت کردیم و او را از آن اندوه نجات دادیم و ما این چنین، مؤمنان را نجات مى‌دهیم.///پس ما دعای او را مستجاب کردیم و او را از گرداب غم نجات دادیم و اهل ایمان را هم این گونه نجات می‌دهیم.///آنگاه دعای او را اجابت کردیم و او را از اندوه رهاندیم، و بدین‌سان مؤمنان را می‌رهانیم‌///ما دعای او را به اجابت رساندیم؛ و از آن اندوه نجاتش بخشیدیم؛ و این گونه مؤمنان را نجات می‌دهیم!///پس پذیرفتیم از او و رهائیش دادیم از اندوه و بدینسان رهائی دهیم به مؤمنان‌///پس درخواستش را برایش بر آورده کردیم، و او را از آن اندوه رهانیدیم. و مؤمنان را این‌گونه نجات می‌دهیم. quran_en_fa And (remember) Zakariya, when he cried to his Lord: "O my Lord! leave me not without offspring, though thou art the best of inheritors." و زکریا را [یاد کن] زمانی که پروردگارش را ندا داد: پروردگارا! مرا تنها [و بی فرزند] مگذار؛ و تو بهترین وارثانی.///و زکریا را [یاد کن] زمانی که پروردگارش را ندا داد: پروردگارا! مرا تنها [و بی فرزند] مگذار؛ و تو بهترین وارثانی.///و زکریا را یاد کن، آنگاه که پروردگارش را ندا داد: اى پروردگار من، مرا تنها وامگذار. و تو بهترین وارثانى.///و زکریا را [یاد کن‌]، هنگامى که پروردگار خود را خواند: پروردگارا! مرا تنها [و بى‌فرزند] مگذار و تو بهترین وارثانى///و زکریا را [یاد کن‌] هنگامى که پروردگار خود را خواند: «پروردگارا، مرا تنها مگذار و تو بهترین ارث برندگانى.»///و زکریا [را یاد کن] آن‌گاه که پروردگارش را ندا داد: «پروردگارا! مرا تنها [و بى‌فرزند و بی‌وارث] مگذار و [البته که] تو خود، بهترین وارثانى.»///و (یاد آر حال) زکریا را هنگامی که خدای خود را ندا کرد که بار الها، مرا یک تن و تنها وامگذار (و به من فرزندی که وارث من باشد عطا فرما) که تو بهترین وارث اهل عالم هستی.///و زکریا را [یاد کن‌] که پروردگارش را به دعا ندا داد که پروردگارا مرا تنها مگذار، و حال آنکه تو بهترین بازماندگانی‌///و زکریا را (به یاد آور) در آن هنگام که پروردگارش را خواند (و عرض کرد): «پروردگار من! مرا تنها مگذار (و فرزند برومندی به من عطا کن)؛ و تو بهترین وارثانی!»///و زکریا هنگامی که برخواند پروردگار خویش را پروردگارا نگذار مرا تنها و تویی بهترین ارث‌برندگان‌///و زکریا را چون پروردگار خود را خواند: «پروردگارم! مرا تنها وا‌مگذار، حال آنکه تو بهترین وارثانی.» quran_en_fa So We listened to him: and We granted him Yahya: We cured his wife's (Barrenness) for him. These (three) were ever quick in emulation in good works; they used to call on Us with love and reverence, and humble themselves before Us. پس [ندای] او را اجابت کردیم و یحیی را به او بخشیدیم و نازایی همسرش را برای وی اصلاح نمودیم، آنان همواره در کارهای خیر می‌شتافتند، و ما را از روی امید و بیم می‌خواندند، و پیوسته در برابر ما فروتن بودند.///پس [ندای] او را اجابت کردیم و یحیی را به او بخشیدیم و نازایی همسرش را برای وی اصلاح نمودیم، آنان همواره در کارهای خیر می‌شتافتند، و ما را از روی امید و بیم می‌خواندند، و پیوسته در برابر ما فروتن بودند.///دعایش را مستجاب کردیم و به او یحیى را بخشیدیم و زنش را برایش شایسته گردانیدیم. اینان در کارهاى نیک شتاب مى‌کردند و با بیم و امید ما را مى‌خواندند و در برابر ما خاشع بودند.///پس دعاى او را اجابت نمودیم و یحیى را بدو بخشیدیم، و همسرش را براى او شایسته [و آماده‌ى حمل‌] کردیم همانا آنها در کارهاى نیک پیشقدم بودند و با بیم و امید ما را مى‌خواندند و در برابر ما خاشع بودند///پس [دعاى‌] او را اجابت نمودیم، و یحیى را بدو بخشیدیم و همسرش را براى او شایسته [و آماده حمل‌] کردیم، زیرا آنان در کارهاى نیک شتاب مى‌نمودند و ما را از روى رغبت و بیم مى‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند.///پس [دعاى] او را مستجاب کردیم و یحیى را به او بخشیدیم و همسرش را [که نازا بود،] براى او شایسته قرار دادیم. [چرا که] آنان در کارهاى نیک، شتاب داشتند و ما را از روى امید و بیم مى‌خواندند و در برابر ما همواره فروتن بودند.///ما هم دعای او را مستجاب کردیم و یحیی را به او عطا فرمودیم و جفتش را (که نازا بود) برای او شایسته (همسری و قابل ولادت) گردانیدیم، زیرا آنها در کارهای خیر تعجیل می‌کردند و در حال بیم و امید ما را می‌خواندند و همیشه به درگاه ما خاضع و خاشع بودند.///آنگاه دعای او را اجابت کردیم، و به او یحیی را بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم، اینان به نیکوکاری می‌شتافتند، و ما را از روی امید و بیم می‌خواندند، و در برابر ما فروتن بودند///ما هم دعای او را پذیرفتیم، و یحیی را به او بخشیدیم؛ و همسرش را (که نازا بود) برایش آماده (بارداری) کردیم؛ چرا که آنان (خاندانی بودند که) همواره در کارهای خیر بسرعت اقدام می‌کردند؛ و در حال بیم و امید ما را می‌خواندند؛ و پیوسته برای ما (خاضع و) خاشع بودند.///پس پذیرفتیم از او و بخشیدیم بدو یحیی را و شایسته گردانیدیم برایش همسرش را همانا بودند ایشان شتاب‌گیرندگان در خوبیها و می‌خواندند ما را امیدی و بیمی و بودند برای ما فروتنان‌///پس (دعای) او را برایش اجابت نمودیم و یحیی را بدو بخشیدیم و همسرش را برایش شایسته (و آماده‌ی حمل) کردیم. آنان به‌راستی در نیکی‌ها همگام با یکدیگر شتاب می‌نموده‌اند و ما را از روی رغبت و بیم می‌خوانده‌اند، و تنها برای ما فروتن بوده‌اند. quran_en_fa And (remember) her who guarded her chastity: We breathed into her of Our spirit, and We made her and her son a sign for all peoples. و آن [زن را یاد کن] که دامن خود را پاک نگه داشت، پس ما از روح خود در او دمیدیم و او و پسرش را نشانه‌ای [بزرگ از قدرت خود] برای جهانیان قرار دادیم.///و آن [زن را یاد کن] که دامن خود را پاک نگه داشت، پس ما از روح خود در او دمیدیم و او و پسرش را نشانه‌ای [بزرگ از قدرت خود] برای جهانیان قرار دادیم.///و آن زن را یاد کن که شرمگاه خود را نگاه داشت و ما از روح خود در او دمیدیم و او و فرزندش را براى جهانیان عبرتى گردانیدیم.///و [به یاد آور] آن بانو (مریم) را که دامنش را پاک داشت، پس از روح خویش در او دمیدیم و او و پسرش را براى جهانیان آیتى قرار دادیم///و آن [زن را یاد کن‌] که خود را پاکدامن نگاه داشت، و از روح خویش در او دمیدیم و او و پسرش را براى جهانیان آیتى قرار دادیم.///و [به یاد آور مریم را، آن] زنى که دامان خویش را پاک نگاه داشت، پس ما از روح خود در او دمیدیم و او و پسرش [عیسى] را نشانه‌اى براى جهانیان قرار دادیم.///و (یاد کن حال) آن زن (یعنی مریم) را که دامنش را پاکیزه نگاه داشت و ما در آن از روح خود بدمیدیم و او را با فرزندش (عیسی) معجز و آیتی بزرگ برای اهل عالم قرار دادیم.///و همچنین آن زن که پاکدامنی ورزید و ما از روح خویش در او دمیدیم و او و پسرش را پدیده شگرفی برای جهانیان گرداندیم‌///و به یاد آور زنی را که دامان خود را پاک نگه داشت؛ و ما از روح خود در او دمیدیم؛ و او و فرزندش [= مسیح‌] را نشانه بزرگی برای جهانیان قرار دادیم!///و آن زن که نگاه داشت فرجش را پس دمیدیم در آن از روح خویش و گردانیدیمش و پسرش را آیتی برای جهانیان‌///و آن زنی [: مریم] را که عورتش را نگهداشت، پس در او از روح (برجسته‌ای از آفریدگان) خود دمیدیم و او و پسرش را برای جهانیان آیتی قرار دادیم. quran_en_fa Verily, this brotherhood of yours is a single brotherhood, and I am your Lord and Cherisher: therefore serve Me (and no other). و بی تردید این [اسلام] آیین [حقیقی] شماست در حالی که آیینی یگانه است و منم پروردگار شما پس مرا بپرستید.///و بی تردید این [اسلام] آیین [حقیقی] شماست در حالی که آیینی یگانه است و منم پروردگار شما پس مرا بپرستید.///این شریعت شماست، شریعتى یگانه. و من پروردگار شمایم، مرا بپرستید.///[گفتیم:] این است آیین شما که آیینى یگانه است [با یک هدف و یک خدا]، و من پروردگار شمایم، پس مرا بپرستید///این است امت شما که امتى یگانه است، و منم پروردگار شما، پس مرا بپرستید.///این [پیامبران بزرگ و پیروانشان] همه امت یگانه‌ای بودند، [دارای یک آیین و پیرو یک هدف.] و من پروردگار شما هستم! پس مرا بپرستید!///این طریقه شما آیین یگانه (و پاک اسلام) است و من یکتا پروردگار و آفریننده شما هستم، پس تنها مرا پرستش کنید.///این امت شماست که امتی یگانه است و من پروردگار شما هستم، پس مرا بپرستید///این (پیامبران بزرگ و پیروانشان) همه امت واحدی بودند (و پیرو یک هدف)؛ و من پروردگار شما هستم؛ پس مرا پرستش کنید!///همانا این است ملت شما ملتی یگانه و منم پروردگار شما پس مرا بپرستید///(ای پیامبران!) اینان بی‌گمان امت شمایند؛ امتی یگانه. و منم پروردگارتان، (پروردگاری یگانه). پس تنها مرا بپرستید. quran_en_fa But (later generations) cut off their affair (of unity), one from another: (yet) will they all return to Us. ولی [آنان] آیینشان را در میان خود قطعه قطعه کردند [و نسبت به دین گروه گروه شدند و به شدت با هم اختلاف پیدا کردند]؛ و همه آنان به سوی ما باز خواهند گشت [تا کیفر سخت این گروه گرایی را ببینند.]///ولی [آنان] آیینشان را در میان خود قطعه قطعه کردند [و نسبت به دین گروه گروه شدند و به شدت با هم اختلاف پیدا کردند]؛ و همه آنان به سوی ما باز خواهند گشت [تا کیفر سخت این گروه گرایی را ببینند.]///و در دین خویش فرقه فرقه شدند. همه به نزد ما بازمى‌گردند.///ولى آنها امر [دین‌] خویش را میان خود قطعه قطعه کردند [و فرقه‌ها شدند، ولى‌] همه آنان به سوى ما باز مى‌گردند///و [لى‌] دینشان را میان خود پاره پاره کردند. همه به سوى ما بازمى‌گردند.///ولى آنها کار خود را در میانشان به تفرقه کشاندند. [بدانند که] همگى به سوى ما بازمى‌گردند.///و امت (با این سفارش) باز در کار دین، بین خود تفرقه و اختلاف انداختند (و ملت واحد را پریشان و متفرق ساختند ولی) باز رجوع همه به سوی ما خواهد بود.///ولی آنان در کار خود اختلاف یافتند، همگی‌شان به سوی ما باز می‌گردند///(گروهی از پیروان ناآگاه آنها) کار خود را به تفرقه در میان خود کشاندند؛ (ولی سرانجام) همگی بسوی ما بازمی‌گردند!///و پخش کردند کار خویش را میان خویش هر کدامند بسوی ما بازگردانندگان‌///و (اما) کارشان را میان خودشان پاره پاره کردند. همگان تنها سوی ما برگشت‌کنندگانند. quran_en_fa Whoever works any act of righteousness and has faith,- His endeavour will not be rejected: We shall record it in his favour. پس کسی که برخی از کارهای شایسته را انجام دهد در حالی که مؤمن باشد، نسبت به تلاشش ناسپاسی نخواهد شد، و ما یقینا [تلاشش را] برای او می‌نویسیم.///پس کسی که برخی از کارهای شایسته را انجام دهد در حالی که مؤمن باشد، نسبت به تلاشش ناسپاسی نخواهد شد، و ما یقینا [تلاشش را] برای او می‌نویسیم.///هر کس که کارى شایسته کند و ایمان آورده باشد، کوشش او را ناسپاسى نیست و ما اعمالش را مى‌نویسیم.///پس هر که کارهاى شایسته انجام دهد و مؤمن باشد، سعى او ناسپاسى نخواهد شد، و ما نویسنده‌ى اعمال او هستیم///پس هر که کارهاى شایسته انجام دهد و مؤمن [هم‌] باشد، براى تلاش او ناسپاسى نخواهد بود، و ماییم که به سود او ثبت مى‌کنیم.///پس هر کس برخى [کارهاى‌] شایسته را انجام دهد و مؤمن باشد، براى تلاش او هیچ‌گونه ناسپاسى نخواهد شد و ما [کارهاى نیکویش را] براى او ثبت مى‌کنیم.///پس هر کس اعمالش نیکو و دارای ایمان است سعیش (در راه دین) ضایع نخواهد شد و ما آن را کاملا می‌نویسیم.///پس هرکس که از کارهای شایسته انجام دهد و مؤمن باشد، در برابر کوشش او ناسپاسی نخواهد شد، و ما نویسنده [کار و کردار] او هستیم‌///و هر کس چیزی از اعمال شایسته بجا آورد، در حالی که ایمان داشته باشد، کوشش او ناسپاسی نخواهد شد؛ و ما تمام اعمال او را (برای پاداش) می‌نویسیم.///پس آنکو بکند از کردارهای شایسته و او است مؤمن نباشد ناسپاسیی کوشش او را و همانا مائیم برای آن نویسندگان‌///پس هر کس در حال ایمان کارهایی شایسته انجام دهد، برای تلاش او هرگز ناسپاسی‌ای نیست، و همواره ماییم که (اعمالش را) برایش ثبت‌کنندگانیم. quran_en_fa But there is a ban on any population which We have destroyed: that they shall not return, و بر [اهل] شهری که نابودشان کردیم، محال است که [در قیامت به سوی ما] باز نگردند.///و بر [اهل] شهری که نابودشان کردیم، محال است که [در قیامت به سوی ما] باز نگردند.///و قریه‌اى را که به هلاکت رسانده‌ایم محال است که بازگشتى داشته باشند.///و مردم شهرى که آن را هلاک کرده‌ایم محال است بازگشتى داشته باشند///و بر [مردم‌] شهرى که آن را هلاک کرده‌ایم، بازگشتشان [به دنیا] حرام است.///و بر [مردم] آبادى‌هایى که آنها را [به خاطر فساد و گناه] هلاک نمودیم، حرام است [که به دنیا بازگردند،] آنان بازنمى‌گردند.///و اهل دیاری را که ما هلاک گردانیم دیگر زندگانی بر آنها حرام است و هرگز (به دنیا یا به ایمان) باز نخواهند گشت.///و بر اهل هر شهری که ما نابودش کردیم حرام است که بازگردند///و حرام است بر شهرها و آبادیهایی که (بر اثر گناه) نابودشان کردیم (که به دنیا بازگردند؛) آنها هرگز باز نخواهند گشت!///و حرام است بر شهری که نابودش کردیم که آنان بازنمی گردند///و بر گروهی که هلاکشان کردیم، بی‌چون عدم بازگشتشان (در رجعت به دنیا) حرام است (که ناگزیر و ناگریز رجعت خواهند کرد). quran_en_fa Until the Gog and Magog (people) are let through (their barrier), and they swiftly swarm from every hill. تا زمانی که [سد] یأجوج و مأجوج گشوده شود و آنان از هر زمین بلندی سرازیر می‌شوند.///تا زمانی که [سد] یأجوج و مأجوج گشوده شود و آنان از هر زمین بلندی سرازیر می‌شوند.///تا آنگاه که یأجوج و مأجوج گشوده شوند و آنان را از بلندیها به شتاب سرازیر گردند.///تا وقتى که [راه‌] یأجوج و مأجوج گشوده شود و آنها از هر بلندى بتازند///تا وقتى که یأجوج و مأجوج [راهشان‌] گشوده شود و آنها از هر پشته‌اى بتازند،///تا آن‌گاه که [راه بر] یأجوج و مأجوج [با شکستن سد] گشوده شود و آنان از هر بلندى بتازند و به شتاب سرازیر شوند.///تا روزی که راه یأجوج و مأجوج باز شود و آنان از هر جانب (پست و) بلند زمین شتابان درآیند (که روز قیامت یا قیام ولی عصر علیه السلام مقصود است).///تا آنگاه که یاجوج و ماجوج رها شوند و از هر پشته‌ای بشتابند///تا آن زمان که «یأجوج» و «مأجوج» گشوده شوند؛ و آنها از هر محل مرتفعی بسرعت عبور می‌کنند.///تا گاهی که گشوده شود یأجوج و مأجوج و ایشان از هر پشته‌ای سرازیر گردند (یا برون آیند)///تا هنگامی‌که یأجوج و مأجوج گشایش یابند در حالی‌که آنان از هر بلندایی فرو می‌گسلند. quran_en_fa Then will the true promise draw nigh (of fulfilment): then behold! the eyes of the Unbelievers will fixedly stare in horror: "Ah! Woe to us! we were indeed heedless of this; nay, we truly did wrong!" و آن وعده حق [که قیامت است] نزدیک شود، پس ناگهان چشم‌های کافران خیره شود [و گویند:] وای بر ما! که ما از این روز در بی خبری سنگینی قرار داشتیم، بلکه ما ستمکار بودیم.///و آن وعده حق [که قیامت است] نزدیک شود، پس ناگهان چشم‌های کافران خیره شود [و گویند:] وای بر ما! که ما از این روز در بی خبری سنگینی قرار داشتیم، بلکه ما ستمکار بودیم.///و آن وعده راستین نزدیک گردد و چشمان کافران همچنان خیره ماند: واى بر ما، ما از این حال غافل بودیم. نه، که ستمکار مى‌بودیم.///و آن وعده‌ى راستین [قیامت‌] نزدیک مى‌شود و به ناگاه چشمان کسانى که کافر شدند خیره مى‌شود [و مى‌گویند:] اى واى بر ما که از این روز غافل بودیم! بلکه ما ستمگر بوده‌ایم///و وعده حق نزدیک گردد، ناگهان دیدگان کسانى که کفر ورزیده‌اند خیره مى‌شود [و مى‌گویند:] «اى واى بر ما که از این [روز] در غفلت بودیم، بلکه ما ستمگر بودیم.»///و وعده‌ى حق [در برپایى قیامت] نزدیک گردید. پس در آن هنگام چشم‌هاى کافران [از وحشت و حیرت] خیره و باز می‌ماند [و با خود می‌گویند:] «اى واى بر ما! به راستى که ما از این [روز] سخت در بی‌خبری بودیم، بلکه ما ستمگر بودیم.»///و وعده (ثواب و عقاب) حق بسیار نزدیک شود و ناگهان چشم کافران از حیرت بی‌حرکت فرو ماند (و فریاد کنند) ای وای بر ما که از این روز غافل بودیم بلکه سخت به راه ستمکاری شتافتیم.///و وعده راست و درست نزدیک شود، آنگاه دیدگان کافران خیره گردد [و گویند] وای بر ما که از این حقیقت غافل بودیم، بلکه ستمگر بودیم‌///و وعده حق [= قیامت‌] نزدیک می‌شود؛ در آن هنگام چشمهای کافران از وحشت از حرکت بازمی‌ماند؛ (می‌گویند:) ای وای بر ما که از این (جریان) در غفلت بودیم؛ بلکه ما ستمکار بودیم!///و نزدیک شد وعده حق که ناگهان باز است دیده آنان که کفر ورزیدند ای وای بر ما همانا بودیم در غفلتی از این بلکه بودیم ما ستمگران‌///و وعده‌ی حق نزدیک شد. پس ناگهان دیدگان کسانی که کفر ورزیده‌اند در آن (هنگامه) خیره است (و می‌گویند:) «ای وای بر ما! از این (روز) بی‌گمان در (ژرفای) غفلت بوده‌ایم، بلکه ما ستمگران بوده‌ایم.» quran_en_fa Verily ye, (unbelievers), and the (false) gods that ye worship besides Allah, are (but) fuel for Hell! to it will ye (surely) come! [به آنان گویند:] به یقین شما و معبودانی که به جای خدا می‌پرستیدید، هیزم دوزخید؛ [بی تردید] شما در آن وارد خواهید شد.///[به آنان گویند:] به یقین شما و معبودانی که به جای خدا می‌پرستیدید، هیزم دوزخید؛ [بی تردید] شما در آن وارد خواهید شد.///شما و آن چیزهایى که سواى الله مى‌پرستیدید هیزمهاى جهنمید. شما به جهنم خواهید رفت.///در حقیقت شما و آنچه غیر از خدا مى‌پرستید، هیزم دوزخید و همه در آن وارد مى‌شوید///در حقیقت، شما و آنچه غیر از خدا مى‌پرستید، هیزم دوزخید. شما در آن وارد خواهید شد.///[به آنان گفته مى‌شود:] «شما و هر آنچه که جز خدا مى‌پرستید، هیزم دوزخ خواهد بود. [و قطعا] در آن وارد خواهید شد.»///(و به آن کافران خطاب شود) البته شما و آنچه غیر خدا می‌پرستید امروز همه آتش افروز دوزخید و در آن آتش وارد می‌شوید.///[گویند] شما و آنچه به جای خداوند می‌پرستید هیزم جهنمید و شما وارد آن خواهید شد///شما و آنچه غیر خدا می‌پرستید، هیزم جهنم خواهید بود؛ و همگی در آن وارد می‌شوید.///همانا شما و آنچه می‌پرستید جز خدا سوخت دوزخید شمائید در آن درآیندگان‌///همواره شما و آنچه غیر از خدا می‌پرستید، گیرانه‌ی دوزخید. شما برای آن (در همان،) داخل شدگانید. quran_en_fa If these had been gods, they would not have got there! but each one will abide therein. اگر اینان معبودان [برحق] بودند، وارد دوزخ نمی‌شدند در حالی که همگی [بتان و بت پرستان] در آن جاودانه‌اند.///اگر اینان معبودان [برحق] بودند، وارد دوزخ نمی‌شدند در حالی که همگی [بتان و بت پرستان] در آن جاودانه‌اند.///اگر اینان خدایان مى‌بودند به جهنم نمى‌رفتند و حال آنکه همه در جهنم جاویدانند.///اگر اینها خدا بودند وارد جهنم نمى‌شدند، و حال آن که جملگى در آن ماندگارند///اگر اینها خدایانى [واقعى‌] بودند در آن وارد نمى‌شدند، و حال آنکه جملگى در آن ماندگارند.///اگر اینها خدایان [راستین] بودند، وارد آن [دوزخ] نمى‌شدند، در حالى که همگى براى همیشه در آن ماندگار خواهند بود.///اگر این بتان (که شما می‌پرستید) به راستی خدایان بودند به دوزخ نمی‌شدند در صورتی که (شما و بتانتان) همه در آتش مخلد خواهید بود.///و اگر اینان خدایان حقیقی بودند، وارد آن [جهنم‌] نمی‌شدند که همه در آن جاویدانند///اگر اینها خدایانی بودند، هرگز وارد آن نمی‌شدند! در حالی که همگی در آن جاودانه خواهند بود.///اگر می‌بودند اینان خدایانی در آن نمی‌رفتند حالی که هر کدامند در آن جاودان‌///اگر اینان خدایانی (حقیقی) بودند، در آن (برای عذابشان) وارد نمی‌شدند، حال آنکه جملگی در آن ماندگارند. quran_en_fa There, sobbing will be their lot, nor will they there hear (aught else). آنان در دوزخ، نعره‌های دردناکی دارند و در آنجا [سخنی امیدوار کننده] نمی‌شنوند.///آنان در دوزخ، نعره‌های دردناکی دارند و در آنجا [سخنی امیدوار کننده] نمی‌شنوند.///آنان در جهنم فریاد مى‌کشند و در آنجا هیچ نمى‌شنوند.///آنها را در آن جا ناله‌هایى [دردناک‌] است و ایشان در آن جا چیزى نمى‌شنوند///براى آنها در آنجا ناله‌اى زار است و در آنجا [چیزى‌] نمى‌شنوند.///براى آنان در دوزخ، ناله‌ها و نعره‌هاست و آنان در آنجا [هیچ پاسخى] نمى‌شنوند.///آن کافران را در دوزخ زفیر و ناله بسیار دردناکی است و در آنجا هیچ سخنی (که مایه امید و نشاط شود) نخواهند شنید.///آنان در آن فریاد دارند، و در آن [هیچ چیز] نمی‌شنوند///برای آنان در آن [= دوزخ‌] ناله‌های دردناکی است و چیزی نمی‌شنوند.///ایشان را است در آن آه‌کشیدنی و ایشان در آن نمی‌شنوند///برایشان در آنجا ناله‌ای پرهیجان است، و (هم) آنان در آنجا (ندای یکدیگر را) نمی‌شنوند. quran_en_fa Those for whom the good (record) from Us has gone before, will be removed far therefrom. بی تردید کسانی که پیش‌تر از سوی ما وعده نیک به آنان داده‌اند، از دوزخ دورشان نگه می‌دارند.///بی تردید کسانی که پیش‌تر از سوی ما وعده نیک به آنان داده‌اند، از دوزخ دورشان نگه می‌دارند.///کسانى که پیش از این مقرر کرده‌ایم که به آنها نیکویى کنیم، از جهنم برکنارند.///البته کسانى که قبلا از جانب ما به آنها وعده‌ى نیکو داده شده، از آن [عذاب‌] دور نگاه داشته شدگانند///بى‌گمان کسانى که قبلا از جانب ما به آنان وعده نیکو داده شده است از آن [آتش‌] دور داشته خواهند شد.///[اما مؤمنان،] کسانى که پیش‌تر، از جانب ما به آنان [وعده‌ی] نیکو داده شده است، آنان از آن [دوزخ] دور نگاه داشته خواهند شد.///و البته (مؤمنان) آنان که توفیق و وعده نیکوی ما (در سرنوشت ازلی) بر آنها سبقت یافته از آن دوزخ به دور خواهند بود.///کسانی که از ما در حق آنان نیکی مقرر شده است، آنان از آن دور داشته شوند///(اما) کسانی که از قبل، وعده نیک از سوی ما به آنها داده شده [= مؤمنان صالح‌] از آن دور نگاهداشته می‌شوند.///همانا آنان که سبقت گرفت برای ایشان از ما نکوئی آنانند از آن دورشدگان‌///بی‌گمان کسانی که در گذشته از جانبمان به آنان نیکوترین (وعده) گذشت، ایشان از آن (آتش) دورشدگانند. quran_en_fa Not the slightest sound will they hear of Hell: what their souls desired, in that will they dwell. کمترین صدای آن را [هم] نمی‌شنوند، و آنان در آنچه [از نعمت‌های الهی] دلشان بخواهد جاودانه‌اند.///کمترین صدای آن را [هم] نمی‌شنوند، و آنان در آنچه [از نعمت‌های الهی] دلشان بخواهد جاودانه‌اند.///اینان صداى دوزخ را نمى‌شنوند و در بهشت که هر چه خواهند مهیاست، جاودانه‌اند.///صداى دوزخ را نمى‌شنوند و در آنچه دل‌هایشان بخواهد جاودانند///صداى آن را نمى‌شنوند، و آنان در میان آنچه دلهایشان بخواهد جاودانند.///آنان صداى [زبانه کشیدن] آن را نمى‌شنوند و در آنچه [از نعمت‌ها و کامیابى‌ها] که دلخواه آنهاست، جاودانه‌اند.///آنها هرگز آواز جهنم را نخواهند شنید و به آنچه مشتاق و مایل آنند تا ابد متنعمند.///آواز آن را نشنوند و ایشان در [بهشت‌] دلخواهشان جاویدانند///آنها صدای آتش دوزخ را نمی‌شوند؛ و در آنچه دلشان بخواهد، جاودانه متنعم هستند.///نشنوند حسش را و ایشانند در آنچه هوس کند دلهای ایشان جاودانان‌///صدای (آتش‌باران) محسوس آن را نمی‌شنوند، و (هم) آنان در میان آنچه دل‌هایشان خواسته، جاودانند. quran_en_fa The Great Terror will bring them no grief: but the angels will meet them (with mutual greetings): "This is your Day,- (the Day) that ye were promised." [در آن روز] آن بزرگ‌ترین ترس و واهمه آنان را اندوهگین نمی‌کند و فرشتگان [با درود و سلام] به استقبالشان آیند [و گویند:] این است روز شما که شما را به آن وعده می‌دادند.///[در آن روز] آن بزرگ‌ترین ترس و واهمه آنان را اندوهگین نمی‌کند و فرشتگان [با درود و سلام] به استقبالشان آیند [و گویند:] این است روز شما که شما را به آن وعده می‌دادند.///آن وحشت بزرگ غمگینشان نکند. و فرشتگان به دیدارشان آیند که این همان روزى است که به شما وعده داده بودند.///آن دلهره‌ى بزرگ‌تر آنها را غمگین نکند و فرشتگان استقبالشان کنند [و گویند:] این همان روزى است که به شما وعده داده مى‌شد///دلهره بزرگ، آنان را غمگین نمى‌کند و فرشتگان از آنها استقبال مى‌کنند [و به آنان مى‌گویند:] این همان روزى است که به شما وعده مى‌دادند.///بزرگ‌ترین وحشت [آن روز]، آنان را غمگین [و مضطرب] نمى‌سازد و فرشتگان به [پیشواز و] ملاقات آنان مى‌روند [و مى‌گویند:] «این است روز شما! که به شما وعده مى‌دادند.»///و هیچ گاه فزع اکبر و هنگامه بزرگ قیامت آنها را محزون نخواهد ساخت و با آنان فرشتگان (رحمت) ملاقات کنند (و گویند) این است آن روز (سعادت) شما که در دنیا به شما وعده می‌دادند.///بیم بزرگ آنان را اندوهگین نکند و فرشتگان به استقبال آنان آیند [و گویند] این همان روزتان است که به شما وعده داده شده بود///وحشت بزرگ، آنها را اندوهگین نمی‌کند؛ و فرشتگان به استقبالشان می‌آیند، (و می‌گویند:) این همان روزی است که به شما وعده داده می‌شد!///اندوهگینشان نسازد آشوب بزرگتر و درآیند بر ایشان فرشتگان (یا پیشواز ایشان روند فرشتگان) که اینک روز شما آنکه بودید وعده داده می‌شدید///بزرگ‌ترین دلهره و وحشت، آنان را غمگین نمی‌کند، و فرشتگان آنان را با کوششی تمام پیاپی در برمی‌گیرند (و به آنان می‌گویند:) «این همان روز شماست که (بدان) وعده داده می‌شده‌اید.» quran_en_fa The Day that We roll up the heavens like a scroll rolled up for books (completed),- even as We produced the first creation, so shall We produce a new one: a promise We have undertaken: truly shall We fulfil it. روزی که آسمان را در هم می‌پیچیم، مانند در هم پیچیدن طومار، همان گونه که نخستین بار آفریده‌ها را آفریدیم، دوباره آنان را باز می‌گردانیم. وعده‌ای است [که تحقق دادنش] بر عهده ما [ست]، به یقین آن را انجام می‌دهیم.///روزی که آسمان را در هم می‌پیچیم، مانند در هم پیچیدن طومار، همان گونه که نخستین بار آفریده‌ها را آفریدیم، دوباره آنان را باز می‌گردانیم. وعده‌ای است [که تحقق دادنش] بر عهده ما [ست]، به یقین آن را انجام می‌دهیم.///روزى که آسمان را چون طومارى نوشته درهم نوردیم. و چنان که نخستین‌بار بیافریدیم آفرینش از سر گیریم. این وعده‌اى است که برآوردنش بر عهده ماست و ما چنان خواهیم کرد.///روزى که آسمان را چون طومار نوشته‌ها درهم مى‌پیچیم. چنان که نخستین بار [مخلوقات را] بیافریدیم آن را باز مى‌گردانیم. این وعده‌اى بر عهده‌ى ما است، و ما بى‌تردید انجام دهنده‌ى آنیم///روزى که آسمان را همچون در پیچیدن صفحه نامه‌ها در مى‌پیچیم. همان گونه که بار نخست آفرینش را آغاز کردیم، دوباره آن را بازمى‌گردانیم. وعده‌اى است بر عهده ما، که ما انجام‌دهنده آنیم.///روزى که آسمان را همچون طومار نوشته‌ها درهم مى‌پیچیم، [و] همان‌گونه که آفرینش نخستین را آغاز کردیم، آن را بازمى‌گردانیم. [این] وعده‌اى است که بر عهده‌ی ماست و قطعا آن را انجام خواهیم داد.///روزی که آسمانها را مانند طومار در هم پیچیم و به حال اول که آفریدیم باز برگردانیم، این وعده ماست که البته انجام خواهیم داد.///روزی که آسمان را همچون طومار کتابها درنوردیم، همچنانکه آفرینش نخستین را آغاز کرده‌ایم، آن را باز می‌گردانیم، این وعده بر عهده ماست، و ما انجام‌دهنده آنیم‌///در آن روز که آسمان را چون طوماری در هم می‌پیچیم، (سپس) همان گونه که آفرینش را آغاز کردیم، آن را بازمی‌گردانیم؛ این وعده‌ای است بر ما، و قطعا آن را انجام خواهیم داد.///روزی که پیچیم آسمان را مانند پیچیدن نامه‌دان نامه‌ها را بدانسان که آغاز کردیم نخستین آفرینش را بازگردانیمش وعده است بر ما همانا هستیم ما کنندگان‌///روزی که آسمان را - همچون در پیچیدن صفحه‌ی سخت نامه‌ها- طوماروار درهم می‌پیچیم. همان گونه که بار نخست آفرینش را آغاز کردیم، دوباره آن را باز می‌گردانیم. حال آنکه (این) وعده‌ای است بر عهده‌ی ما که بی‌گمان انجام‌دهنده‌ (ی آن) بوده‌ایم. quran_en_fa Before this We wrote in the Psalms, after the Message (given to Moses): My servants the righteous, shall inherit the earth." و همانا ما پس از تورات در زبور نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به میراث می‌برند.///و همانا ما پس از تورات در زبور نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به میراث می‌برند.///و ما در زبور -پس از تورات- نوشته‌ایم که این زمین را بندگان صالح من به میراث خواهند برد.///و همانا در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد///و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.///و همانا ما پس از تورات، در زبور نوشتیم که: بی‌گمان بندگان شایسته‌ام وارث [حکومت بر] زمین خواهند شد.///و ما بعد از تورات در زبور (داود) نوشتیم که البته بندگان نیکوکار من ملک زمین را وارث و متصرف خواهند شد.///و به راستی در زبور، پس از تورات نوشته‌ایم که زمین را بندگان شایسته من به ارث می‌برند///در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: «بندگان شایسته‌ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد!»///و هر آینه نوشتیم در زبور پس از ذکر که زمین را ارث برند بندگان من شایستگان‌///و به‌راستی و درستی در زبور - پس از یادواره (ی تورات و انجیل و …) - نوشتیم: «زمین را بی‌چون بندگان شایسته‌ام به ارث خواهند برد.» quran_en_fa Verily in this (Qur'an) is a Message for people who would (truly) worship Allah. بی تردید در این [حقایق] برای [رسانیدن] مردم عبادت پیشه [به نهایت مقصود و اوج مطلوب] کفایت است.///بی تردید در این [حقایق] برای [رسانیدن] مردم عبادت پیشه [به نهایت مقصود و اوج مطلوب] کفایت است.///و در این کتاب تبلیغى است براى مردم خداپرست.///به راستى در این سخن براى خداپرستان پیام روشنى است///به راستى در این [امور] براى مردم عبادت‌پیشه ابلاغى [حقیقى‌] است.///همانا در این [پیش‌گویى]، براى گروهی پرستنده، پیامی روشن است.///بی‌شک در این قرآن برای اهل عبادت مایه وصول به مقصد حق نهفته است.///در این برای اهل عبادت، کفایتی هست‌///در این، ابلاغ روشنی است برای جمعیت عبادت‌کنندگان!///همانا در این است ابلاغی برای گروهی که پرستشگرند///بی‌گمان در این جریان برای مردمان عبادت‌پیشه نویدی حتمی و رساست. quran_en_fa We sent thee not, but as a Mercy for all creatures. و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.///و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.///و نفرستادیم تو را، جز آنکه مى‌خواستیم به مردم جهان رحمتى ارزانى داریم.///و ما تو را جز رحمتى براى جهانیان نفرستادیم///و تو را جز رحمتى براى جهانیان نفرستادیم.///و ما تو را [ای پیامبر!] مایه رحمتی برای جهانیان فرستاده‌ایم.///و (ای رسول) ما تو را نفرستادیم مگر آنکه رحمت برای اهل عالم باشی.///و ما تو را جز مایه رحمت برای جهانیان نفرستاده‌ایم‌///ما تو را جز برای رحمت جهانیان نفرستادیم.///و نفرستادیمت مگر رحمتی برای جهانیان‌///و ما تو را جز رحمتی برای تمام جهانیان (در مثلث زمان) نفرستادیم. quran_en_fa Say: "What has come to me by inspiration is that your Allah is One Allah: will ye therefore bow to His Will (in Islam)?" بگو: به من فقط وحی می‌شود که معبود شما خدای یکتاست؛ پس آیا تسلیم [فرمان‌ها و احکام او] می‌شوید؟///بگو: به من فقط وحی می‌شود که معبود شما خدای یکتاست؛ پس آیا تسلیم [فرمان‌ها و احکام او] می‌شوید؟///بگو: به من وحى شده که خداى شما خدایى است یکتا، آیا بدان گردن مى‌نهید؟///بگو: جز این نیست که به من وحى مى‌شود که خداى شما خدایى یگانه است، حال آیا شما تسلیم مى‌شوید///بگو: «جز این نیست که به من وحى مى‌شود که خداى شما خدایى یگانه است. پس آیا مسلمان مى‌شوید؟»///[پس به آنان] بگو: «تنها چیزى که به من وحى مى‌شود این است که معبود شما فقط خداى یگانه است. پس آیا شما [به حق] گردن مى‌نهید؟!»///بگو که بر من به یقین و درست این وحی می‌رسد که خدای شما خدایی است یکتا، پس آیا شما تسلیم (امر او) خواهید شد؟///بگو همین به من وحی می‌شود که خدای شما خدای یگانه است، پس آیا شما پذیرنده‌اید؟///بگو: «تنها چیزی که به من وحی می‌شود این است که معبود شما خدای یگانه است؛ آیا (با این حال) تسلیم (حق) می‌شوید؟ (و بتها را کنار می‌گذارید؟)»///بگو جز این نیست که وحی شود بسوی من همانا خداوند شما است خداوند یکتا پس آیا شمائید اسلام‌آرندگان‌///(به اینان) بگو: «تنها به من (درباره‌ی خدا) وحی می‌شود، که خدای شما خدایی است یگانه. پس آیا شما (در برابرش) تسلیم‌شونده‌اید؟» quran_en_fa But if they turn back, Say: "I have proclaimed the Message to you all alike and in truth; but I know not whether that which ye are promised is near or far. پس اگر روی برگرداندند بگو: من به شما به طور یکسان آگاهی و هشدار دادم، و نمی‌دانم آنچه شما را [از عذاب] به آن وعده داده‌اند، آیا نزدیک است یا دور؟///پس اگر روی برگرداندند بگو: من به شما به طور یکسان آگاهی و هشدار دادم، و نمی‌دانم آنچه شما را [از عذاب] به آن وعده داده‌اند، آیا نزدیک است یا دور؟///پس اگر رویگردان شدند، بگو: شما را خبر دادم تا همه در آگاهى یکسان باشید. و من نمى‌دانم آنچه شما را وعده کرده‌اند نزدیک است یا دور.///پس اگر روى برتافتند، بگو: به همه شما به طور یکسان اعلام کردم و من چه مى‌دانم آیا آنچه وعده داده مى‌شوید نزدیک است یا دور///پس اگر روى برتافتند بگو: «به [همه‌] شما به طور یکسان اعلام کردم، و نمى‌دانم آنچه وعده داده شده‌اید آیا نزدیک است یا دور.»///پس اگر روى برگرداندند، [به آنان] بگو: «به همه‌ى شما یکسان اعلام [خطر] کردم و نمى‌دانم [زمان وقوع] آن وعده که به شما داده شده، نزدیک است، یا دور!///و چنانچه کافران (از حق) رو گردانیدند به آنان بگو: من (بر حسب وظیفه رسالت) شما را یکسان آگاه کردم و دیگر نمی‌دانم که آن وعده روز سخت قیامت که به شما دادند دور یا نزدیک خواهد بود.///و اگر رویگردان شدند بگو همه‌تان را یکسان آگاه کردم، و خود نمی‌دانم که آیا آنچه به شما وعده داده شده است نزدیک است یا دور؟///اگر (باز) روی گردان شوند، بگو: «من به همه شما یکسان اعلام خطر می‌کنم؛ و نمی‌دانم آیا وعده (عذاب خدا) که به شما داده می‌شود نزدیک است یا دور!///پس اگر پشت کردند بگو آگهیتان دادم یکسان و ندانم آیا نزدیک است یا دور آنچه وعده داده شوید///پس اگر روی برتافتند بگو: «به همه‌ی شما - به گونه‌ای یکسان- (رستاخیز جهان را) اعلام کردم و نمی‌دانم آنچه وعده داده شده‌اید آیا نزدیک است یا دور.» quran_en_fa "It is He Who knows what is open in speech and what ye hide (in your hearts). بی تردید او سخن آشکار را و آنچه را پنهان می‌دارید، می‌داند.///بی تردید او سخن آشکار را و آنچه را پنهان می‌دارید، می‌داند.///اوست که مى‌داند هر سخنى را که به آواز بلند گویید یا در دل پنهان دارید.///آرى او، هم سخن آشکار را مى‌داند و هم آنچه را نهان مى‌دارید مى‌داند/// [آرى،] او سخن آشکار را مى‌داند و آنچه را پوشیده مى‌دارید مى‌داند.///او هم سخن آشکار را مى‌داند و هم آنچه را که پنهان مى‌کنید.///همانا خدا به همه سخنان آشکار و اندیشه‌های پنهان شما آگاه است.///به راستی که او هم سخن آشکار را می‌داند و هم آنچه پنهان می‌دارید می‌داند///او سخنان آشکار را می‌داند، و آنچه را کتمان می‌کنید (نیز) می‌داند (و چیزی بر او پوشیده نیست)!///همانا او می‌داند آشکار را از سخن و می‌داند آنچه را نهان کنید///«همواره او سخن آشکار را می‌داند و آنچه را (هم) پوشیده می‌دارید می‌داند.» quran_en_fa "I know not but that it may be a trial for you, and a grant of (worldly) livelihood (to you) for a time." و من نمی‌دانم شاید این [تأخیر عذاب] آزمایشی برای شما و بهره مندی اندکی [از نعمت‌ها] تا مدتی معین است.///و من نمی‌دانم شاید این [تأخیر عذاب] آزمایشی برای شما و بهره مندی اندکی [از نعمت‌ها] تا مدتی معین است.///و نمى‌دانم شاید این آزمایشى براى شما و بهره‌مندى تا به هنگام مرگ باشد.///و نمى‌دانم، شاید آن [تأخیر عذاب‌] براى شما آزمایشى و [مهلت‌] برخوردارى تا زمانى [معین‌] باشد///و نمى‌دانم، شاید آن براى شما آزمایشى و تا چند گاهى [وسیله‌] برخوردارى باشد.///و من نمى‌دانم، شاید این [تأخیر در عذاب] براى شما آزمونى باشد و [فرصتى براى] کامیابى تا مدتى دیگر.»///و خود ندانم شاید این (تأخیر عذاب) برای شما امتحانی باشد و تمتعی (در دنیا) تا به هنگامی (که مرگ فرا رسد).///و نمی‌دانم شاید آن آزمونی برای شما باشد، و برخورداری تا زمانی معین‌///و من نمی‌دانم شاید این آزمایشی برای شماست؛ و مایه بهره‌گیری تا مدتی (معین)!///و ندانم شاید آزمایشی باشد برای شما و بهره‌مندیی تا زمانی‌///«و نمی‌دانم؛ شاید آن برای شما آزمایشی آتشین، و تا چند گاهی (‌وسیله‌ی) برخورداری باشد.» quran_en_fa Say: "O my Lord! judge Thou in truth!" "Our Lord Most Gracious is the One Whose assistance should be sought against the blasphemies ye utter!" [پیامبر] گفت: پروردگارا! [میان ما و مشرکان] به حق داوری کن و پروردگار ما مهربان است و [مؤمنان] بر خلاف واقعیتی که [شما مشرکان درباره پیروزی خود وشکست ما] وصف می‌کنید، از او یاری می‌خواهند.///[پیامبر] گفت: پروردگارا! [میان ما و مشرکان] به حق داوری کن و پروردگار ما مهربان است و [مؤمنان] بر خلاف واقعیتی که [شما مشرکان درباره پیروزی خود وشکست ما] وصف می‌کنید، از او یاری می‌خواهند.///گفت: اى پروردگار من، به حق داورى کن. و پروردگار ما بخشاینده است و به رغم آنچه مى‌گویید همه از او یارى مى‌جویند.///[پیامبر] گفت: اى خداى من! به حق داورى کن [و ظالمان را کیفر ده‌]، و پروردگار ما خداى رحمان، در برابر آنچه توصیف مى‌کنید، مورد استمداد است///گفت: «پروردگارا، [خودت‌] به حق داورى کن، و به رغم آنچه وصف مى‌کنید، پروردگار ما همان بخشایشگر دستگیر است.»///[پیامبر] گفت: «پروردگارا! [میان ما و مشرکان] به حق داورى کن! و پروردگار همه‌ی ما [خداوند] مهربان است که در برابر آنچه [او را ناروا] وصف مى‌کنید، باید از او یارى جست.»///رسول گفت: الها، تو به حق (میان ما) حکم کن، و پروردگار ما همان خدای مهربان است و بر ابطال آنچه شما بر خلاف حق می‌گویید تنها از او یاری باید خواست.///گفت پروردگارا به حق حکم فرما، و پروردگار ما که خدای رحمان است در آنچه می‌گویید مددکار [ما] ست‌///(و پیامبر) گفت: «پروردگارا! بحق داوری فرما (و این طغیانگران را کیفر ده)! و پروردگار ما (خداوند) رحمان است که در برابر نسبتهای ناروای شما، از او استمداد می‌طلبم!»///گفت پروردگارا حکم کن به حق و پروردگار ما خدای مهربان است یاری جسته بر آنچه می‌ستائید///گفت: «پروردگارم! به حق داوری فرمای. و پروردگارمان (همان) رحمتگر بر آفریدگان است، (که) بر آنچه (خلاف حقیقت) توصیف می‌کنید، مورد درخواست یاری (یاوران حق) است.» quran_en_fa O mankind! fear your Lord! for the convulsion of the Hour (of Judgment) will be a thing terrible! ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید، بی تردید زلزله قیامت، واقعه‌ای بزرگ است.///ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید، بی تردید زلزله قیامت، واقعه‌ای بزرگ است.///اى مردم، از پروردگارتان بترسید، که زلزله قیامت حادثه بزرگى است.///اى مردم! از پروردگارتان پروا کنید همانا زلزله قیامت واقعه بزرگى است///اى مردم، از پروردگار خود پروا کنید، چرا که زلزله رستاخیز امرى هولناک است.///اى مردم! از پروردگارتان پروا کنید، که زلزله‌ى قیامت، حادثه‌اى بزرگ و هولناک است.///ای مردمان، خدا ترس و پرهیزکار باشید که زلزله روز قیامت بر خلایق بسیار حادثه بزرگ و واقعه سختی خواهد بود.///هان ای مردم از پروردگارتان پروا کنید، که زلزله قیامت چیزی سهمگین است‌///ای مردم! از (عذاب) پروردگارتان بترسید، که زلزله رستاخیز امر عظیمی است!///ای مردم بترسید پروردگار خود را که لرزش قیامت چیزی است بزرگ‌///هان ای مردمان! پروردگارتان را پاس دارید، بی‌گمان زلزله‌ی (مرگبار) ساعت [: قیامت] چیزی بس بزرگ است. quran_en_fa The Day ye shall see it, every mother giving suck shall forget her suckling-babe, and every pregnant female shall drop her load (unformed): thou shalt see mankind as in a drunken riot, yet not drunk: but dreadful will be the Wrath of Allah. روزی که آن را ببینید [مشاهده خواهید کرد که] هر مادر شیر دهنده‌ای از کودکی که شیرش می‌دهد، بی خبر می‌شود، و هر ماده بارداری بار خود را سقط می‌کند، و مردم را مست می‌بینی در حالی که مست نیستند، بلکه عذاب خدا بسیار سخت است.///روزی که آن را ببینید [مشاهده خواهید کرد که] هر مادر شیر دهنده‌ای از کودکی که شیرش می‌دهد، بی خبر می‌شود، و هر ماده بارداری بار خود را سقط می‌کند، و مردم را مست می‌بینی در حالی که مست نیستند، بلکه عذاب خدا بسیار سخت است.///آن روز که ببینیدش، هر شیردهنده‌اى شیرخواره‌اش را از یاد ببرد و هر آبستنى بار خود بر زمین گذارد و مردم را چون مستان بینى، حال آنکه مست نیستند بلکه عذاب خدا شدید است.///روزى که آن را ببینید، [از هول آن‌] هر شیر دهنده‌اى شیر خواره‌اش را از یاد مى‌برد و هر آبستنى بار خود را [بر زمین‌] مى‌نهد، و مردم را مست مى‌بینى حال آن که مست نیستند، بلکه عذاب خدا شدید است///روزى که آن را ببینید، هر شیردهنده‌اى آن را که شیر مى‌دهد [از ترس‌] فرو مى‌گذارد، و هر آبستنى بار خود را فرو مى‌نهد، و مردم را مست مى‌بینى و حال آنکه مست نیستند، ولى عذاب خدا شدید است.///روزى که آن را مشاهده کنید، [از ترس و وحشت،] هر مادر شیردهى، شیرخواره‌اش را از یاد می‌برد، و هر باردارى، سقط جنین می‌کند. و مردم را مست مى‌بینى، ولى مست نیستند، بلکه عذاب خداوند شدید است.///آن روز که آن هنگامه بزرگ را مشاهده کنید خواهید دید که هر زن شیرده طفل خود را (از هول) فراموش کند و هر آبستن بار رحم را بیفکند، و مردم را (از وحشت آن روز) بی‌خود و مست بنگری در صورتی که مست نیستند و لیکن عذاب خدا سخت است.///روزی که در آن بینید هر زن شیردهنده‌ای از نوزاد شیری‌اش غافل شود، و هر زن آبستنی [بی‌اختیار] وضع حمل کند و مردمان را مست بینی، و حال آنکه مست نباشند، ولی عذاب الهی سخت و سنگین است‌///روزی که آن را می‌بینید، (آنچنان وحشت سراپای همه را فرامی‌گیرد که) هر مادر شیردهی، کودک شیرخوارش را فراموش می‌کند؛ و هر بارداری جنین خود را بر زمین می‌نهد؛ و مردم را مست می‌بینی، در حالی که مست نیستند؛ ولی عذاب خدا شدید است!///روزی که بینیدش فراموش کند هر شیردهنده از آنچه شیر دهد و بگذارد هر زن بارداری بار خود را و بینی مردم را مست و نیستند مستان و لیکن عذاب خدا است سخت‌///روزی که آن را ببینید، هر شیردهنده‌ای آن را که شیر می‌دهد (از شدت هراس) به فراموشی می‌سپارد و هر زن بارداری بار خود را فرو می‌نهد و مردم را مست می‌بینی، حال آنکه مست نیستند. ولی عذاب خدا شدید است. quran_en_fa And yet among men there are such as dispute about Allah, without knowledge, and follow every evil one obstinate in rebellion! و برخی از مردم اند که [همواره] بدون هیچ دانشی [بلکه از روی جهل و نادانی] درباره خدا [با اصرار بر یک اعتقاد بی پایه] برخورد خصمانه و گفتگوی ستیزآمیز می‌کنند، و از هر شیطان سرکشی پیروی می‌نمایند.///و برخی از مردم اند که [همواره] بدون هیچ دانشی [بلکه از روی جهل و نادانی] درباره خدا [با اصرار بر یک اعتقاد بی پایه] برخورد خصمانه و گفتگوی ستیزآمیز می‌کنند، و از هر شیطان سرکشی پیروی می‌نمایند.///بعضى از مردم، بى هیچ دانشى در باره خدا مجادله مى‌کنند و از هر شیطان سرکشى پیروى مى‌کنند.///و برخى از مردم در باره‌ى خدا بدون هیچ دانشى مجادله مى‌کنند و از هر شیطان سرکشى پیروى مى‌نمایند///و برخى از مردم در باره خدا بدون هیچ علمى مجادله مى‌کنند و از هر شیطان سرکشى پیروى مى‌نمایند.///و از مردم، کسی هست که ناآگاهانه درباره‌ى خداوند به جدال مى‌پردازد و از هر شیطان سرکشى پیروى مى‌کند.///و از مردم کسی هست که از جهل و نادانی در کار خدا جدل کند و از پی هر شیطان گمراه کننده‌ای رود.///و از مردمان کسی هست که درباره خداوند بدون دانش مجادله می‌کند و از هر شیطان سرکشی پیروی می‌کند///گروهی از مردم، بدون هیچ علم و دانشی، به مجادله درباره خدا برمی‌خیزند؛ و از هر شیطان سرکشی پیروی می‌کنند.///و از مردم است آنکه می‌ستیزد در خدا بی‌دانش و پیروی می‌کند هر شیطان سرکشی را///و برخی از مردمان کسانی (اند که) درباره‌ی خدا بدون هیچ (بینش و) دانشی مجادله (و ستیز) می‌کنند و از هر شیطان سرکشی پیروی می‌نمایند. quran_en_fa About the (Evil One) it is decreed that whoever turns to him for friendship, him will he lead astray, and he will guide him to the Penalty of the Fire. بر آن شیطان، لازم و مقرر شده است که هر کس که او را به سرپرستی و دوستی خود گیرد، حتما او گمراهش می‌کند، و به آتش سوزنده راهنمایی اش می‌نماید.///بر آن شیطان، لازم و مقرر شده است که هر کس که او را به سرپرستی و دوستی خود گیرد، حتما او گمراهش می‌کند، و به آتش سوزنده راهنمایی اش می‌نماید.///بر شیطان چنین مقرر شده که هر کس را که دوستش بدارد گمراه کند و به عذاب آتش سوزانش کشاند.///بر وى (شیطان) مقرر شده که هر کس او را ولى بگیرد بى‌تردید او را گمراه کند و به عذاب آتش بکشاند///بر [شیطان‌] مقرر شده است که هر کس او را به دوستى گیرد، قطعا او وى را گمراه مى‌سازد و به عذاب آتشش مى‌کشاند.///بر آن [شیطان] مقرر شده که هر کس ولایت او را بپذیرد، قطعا او را گمراه مى‌کند و به آتش سوزانش مى‌کشاند.///(در لوح تقدیر) بر آن شیطان چنین فرض و لازم شده که هر کس او را دوست و پیشوای خود سازد وی او را گمراه کند و به عذاب سوزان دوزخش رهبر شود.///بر او مقرر شده است که هرکس او را دوست گیرد، او گمراهش می‌کند و به عذاب آتش جهنم می‌کشاند///بر او نوشته شده که هر کس ولایتش را بر گردن نهد، بطور مسلم گمراهش می‌سازد، و به آتش سوزان راهنماییش می‌کند!///نوشته شد بر او که هر که پیرویش کند همانا گمراهش سازد و رهبریش کند بسوی عذاب سوزان‌///بر زیانش نبشته شده است که همانا هر کس او را به سرپرستی برگیرد، پس همواره او را گمراه می‌کند و سوی عذاب (آن) آتش زبانه‌دار رهنمونش می‌سازد. quran_en_fa O mankind! if ye have a doubt about the Resurrection, (consider) that We created you out of dust, then out of sperm, then out of a leech-like clot, then out of a morsel of flesh, partly formed and partly unformed, in order that We may manifest (our power) to you; and We cause whom We will to rest in the wombs for an appointed term, then do We bring you out as babes, then (foster you) that ye may reach your age of full strength; and some of you are called to die, and some are sent back to the feeblest old age, so that they know nothing after having known (much), and (further), thou seest the earth barren and lifeless, but when We pour down rain on it, it is stirred (to life), it swells, and it puts forth every kind of beautiful growth (in pairs). ای مردم! اگر درباره برانگیخته شدن [پس از مرگ] در تردید هستید، پس [به این واقعیت توجه کنید که] ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه، سپس از علقه، سپس از پاره گوشتی با آفرینشی کامل یا غیر کامل آفریدیم تا برای شما روشن کنیم [که ما به برانگیختن مردگان تواناییم]؛ و آنچه را می‌خواهیم تا مدتی معین در رحم‌ها مستقر می‌کنیم؛ آن گاه شما را به صورت کودک [از رحم مادر] بیرون می‌آوریم تا آنکه به قدرت فکری و نیرومندی جسمی خود برسید. و برخی از شما [پیش از فرتوتی] قبض روح می‌شود، و برخی از شما را به پست‌ترین دوره عمر [که ایام پیری است] برمی گردانند تا در نتیجه از دانشی که داشتند چیزی ندانند. و [از نشانه‌های دیگر قدرت ما اینکه] زمین را [در زمستان] خشک و افسرده می‌بینی، پس چون آب [باران] را بر آن نازل می‌کنیم، می‌جنبد و برمی آید و از هر نوع گیاه‌تر و تازه و بهجت انگیزی می‌رویاند.///ای مردم! اگر درباره برانگیخته شدن [پس از مرگ] در تردید هستید، پس [به این واقعیت توجه کنید که] ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه، سپس از علقه، سپس از پاره گوشتی با آفرینشی کامل یا غیر کامل آفریدیم تا برای شما روشن کنیم [که ما به برانگیختن مردگان تواناییم]؛ و آنچه را می‌خواهیم تا مدتی معین در رحم‌ها مستقر می‌کنیم؛ آن گاه شما را به صورت کودک [از رحم مادر] بیرون می‌آوریم تا آنکه به قدرت فکری و نیرومندی جسمی خود برسید. و برخی از شما [پیش از فرتوتی] قبض روح می‌شود، و برخی از شما را به پست‌ترین دوره عمر [که ایام پیری است] برمی گردانند تا در نتیجه از دانشی که داشتند چیزی ندانند. و [از نشانه‌های دیگر قدرت ما اینکه] زمین را [در زمستان] خشک و افسرده می‌بینی، پس چون آب [باران] را بر آن نازل می‌کنیم، می‌جنبد و برمی آید و از هر نوع گیاه‌تر و تازه و بهجت انگیزی می‌رویاند.///اى مردم، اگر از روز رستاخیز در تردید هستید، ما شما را از خاک و سپس از نطفه، آنگاه از لخته‌خونى و سپس از پاره‌گوشتى گاه تمام آفریده گاه ناتمام، بیافریده‌ایم، تا قدرت خود را برایتان آشکار کنیم. و تا زمانى معین هر چه را خواهیم در رحمها نگه مى‌داریم. آنگاه شما را که کودکى هستید بیرون مى‌آوریم تا به حد زورمندى خود رسید. بعضى از شما مى‌میرند و بعضى به سالخوردگى برده مى‌شوند تا آنگاه که هر چه آموخته‌اند فراموش کنند. و تو زمین را فسرده مى‌بینى. چون باران بر آن بفرستیم، در اهتزاز آید و نمو کند و از هر گونه گیاه بهجت‌انگیز برویاند.///اى مردم! اگر در رستاخیز شک دارید [توجه کنید که‌] همانا ما شما را از خاک، سپس از نطفه، سپس از لخته خونى آن‌گاه از پاره گوشتى شکل یافته و شکل نایافته، آفریدیم تا [قدرت خود را] براى شما روشن سازیم، و هر چه را بخواهیم تا زمانى معین در رحم‌ها نگاه مى‌داری///اى مردم، اگر در باره برانگیخته شدن در شکید، پس [بدانید] که ما شما را از خاک آفریده‌ایم، سپس از نطفه، سپس از علقه، آنگاه از مضغه، داراى خلقت کامل و [احیانا] خلقت ناقص، تا [قدرت خود را] بر شما روشن گردانیم. و آنچه را اراده مى‌کنیم تا مدتى معین در رحمها قرار مى‌دهیم، آنگاه شما را [به صورت‌] کودک برون مى‌آوریم، سپس [حیات شما را ادامه مى‌دهیم‌] تا به حد رشدتان برسید، و برخى از شما [زودرس‌] مى‌میرد، و برخى از شما به غایت پیرى مى‌رسد به گونه‌اى که پس از دانستن [بسى چیزها] چیزى نمى‌داند. و زمین را خشکیده مى‌بینى و [لى‌] چون آب بر آن فرود آوریم به جنبش درمى‌آید و نمو مى‌کند و از هر نوع [رستنیهاى‌] نیکو مى‌رویاند.///اى مردم! اگر درباره‌ى قیامت شک دارید، [با دقت در وجود خویش، شک خود را برطرف کنید.] ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه، سپس لخته خون، سپس پاره گوشت، که بعضى خلقت کامل یافته، [به دنیا می‌آیند،] و برخی خلقت کامل نیافته، [سقط می‌شوند، چنین کردیم] تا براى شما روشن سازیم [که بر هر چیز تواناییم]. و آنچه را که بخواهیم تا سرآمدى معین در رحم مادران قرار می‌دهیم، سپس شما را به صورت طفل بیرون مى‌آوریم، تا به حد رشد و بلوغ برسید. و [در این میان] بعضى از شما مى‌میرند، و برخى به پست‌ترین مرحله‌ى زندگى [و پیرى] مى‌رسند تا جایى که دانسته‌هاى خود را از دست می‌دهند. [همچنین در زمستان] زمین را خشک و مرده مى‌بینى، اما هنگامى که باران بر آن فرومى‌باریم، به حرکت در می‌آید و نمو می‌کند و انواع گیاهان زیبا مى‌رویاند.///ای مردم، اگر شما در (روز قیامت و قدرت خدا بر) بعث مردگان شک و ریبی دارید (برای رفع شک خود بدین دلیل توجه کنید که) ما شما را نخست از خاک آفریدیم آن گاه از آب نطفه، آن گاه از خون بسته، آنگاه از پاره‌ای گوشت با آفرینشی تمام و ناتمام، تا (در این انتقال و تحولات قدرت خود را) بر شما آشکار سازیم و (از نطفه‌ها) آنچه را مشیت ما تعلق گیرد در رحمها قرار می‌بخشیم تا به وقتی معین، آن گاه شما را به صورت طفلی (چون گوهر از صدف رحم) بیرون آریم تا (زیست کرده و) سپس به حد بلوغ و رشد خود برسید و برخی از شما (در این بین) بمیرد و برخی به سن پیری و دوران ضعف و ناتوانی رسد تا آنجا که پس از دانش و هوش خرف شود و هیچ فهم نکند، و (دلیل دیگر از ادله قدرت خدا بر معاد آن که) زمین را بنگری وقتی خشک و بی‌گیاه باشد آن گاه چون باران بر آن فرو باریم سبز و خرم شود و (تخم‌ها در آن) نمو کند و از هر نوع گیاه زیبا برویاند.///هان ای مردم اگر درباره رستاخیز شک و شبهه دارید، بدانید که ما شما را از خاک، سپس از نطفه، سپس از خون بسته، سپس گوشت پاره شکل یافته و شکل نیافته آفریده‌ایم تا [حقیقت را] برای شما هویدا کنیم، و هر چه را بخواهیم تا زمانی معین در رحمها قرار می‌دهیم، سپس شما را که کودکی شده‌اید [از شکم مادر] بیرون می‌آوریم که به کمال بلوغتان برسید، و بعضی از شما جانشان گرفته می‌شود، و بعضی به حد اعلای فرتوتی بازبرده شود، چندانکه پس از دانستن [بسیاری چیزها] چیزی نداند، و زمین را پژمرده بینی، آنگاه چون بر آن آب [باران‌] فرو فرستیم، جنبش یابد و رشد کند، و چه بسیار از گونه‌های خرم برویاند///ای مردم! اگر در رستاخیز شک دارید، (به این نکته توجه کنید که:) ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شده، سپس از «مضغه» [= چیزی شبیه گوشت جویده شده‌]، که بعضی دارای شکل و خلقت است و بعضی بدون شکل؛ تا برای شما روشن سازیم (که بر هر چیز قادریم)! و جنین‌هایی را که بخواهیم تا مدت معینی در رحم (مادران) قرارمی‌دهیم؛ (و آنچه را بخواهیم ساقظ می‌کنیم؛) بعد شما را بصورت طفل بیرون می‌آوریم؛ سپس هدف این است که به حد رشد و بلوغ خویش برسید. در این میان بعضی از شما می‌میرند؛ و بعضی آن قدر عمر می‌کنند که به بدترین مرحله زندگی (و پیری) می‌رسند؛ آنچنان که بعد از علم و آگاهی، چیزی نمی‌دانند! (از سوی دیگر،) زمین را (در فصل زمستان) خشک و مرده می‌بینی، اما هنگامی که آب باران بر آن فرو می‌فرستیم، به حرکت درمی‌آید و می‌روید؛ و از هر نوع گیاهان زیبا می‌رویاند!///ای مردم اگر هستید در شکی از رستاخیز پس ما آفریدیم شما را از خاکی پس از چکه آبی پس از خونی بسته پس از پاره‌گوشتی جویده تمام آفریده و تمام ناآفریده تا بیان کنیم برای شما و نهیم در رحمها هر چه را خواهیم تا سرآمدی معین پس برون آریمتان کودکی پس تا رسید نیروهای خود را و از شما است آنکه دریافت شود (بمیرد) و از شما است آنکه بازگردانیده شود بسوی پس‌ترین عمر (زندگانی) تا نداند پس از دانستن چیزی را و ببینی زمین را فسرده پژمرده تا گاهی که فرستیم بر آن آب را بجنبد و برآید و برویاند از هر جفتی زیبا///هان ای مردمان! اگر درباره‌ی برانگیخته شدن (پس از مرگتان) در (ژرفای) شکی مستند بوده‌اید، پس همانا (بدانید که) ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه، سپس از علقه [: خونی آویزک]، سپس از مضغه [: گوشتکی له شده] به بار آمده و به بار نیامده تا (حقایقی ربانی را) برای شما روشن گردانیم. و آنچه را می‌خواهیم تا مدتی معین در رحم‌ها پایدار می‌داریم، سپس شما را به حالت کودکی برون می‌آوریم، سپس (حیات شما را ادامه می‌دهیم) تا به حد رشدهاتان برسید و برخی از شما (پیش از پیری) مرگش در رسد، و برخی از شما (هم) به پست‌ترین زمان عمر (ش) بر‌گردانده شود، به گونه‌ای که پس از دانستنی (اندک) آن را (هم) نداند. و زمین را پژمرده می‌بینی، پس هنگامی که آب (باران) بر آن فرود آوریم به جنبش درآید و نمو کند و از هر نوع (رستنی‌های) همسان (و) نیکوی فرح‌بخشی برویاند. quran_en_fa This is so, because Allah is the Reality: it is He Who gives life to the dead, and it is He Who has power over all things. [همه] این [امور] برای این است که [بدانید] خدا همان حق است، و اینکه او مردگان را زنده می‌کند، و اینکه او بر هر کاری تواناست.///[همه] این [امور] برای این است که [بدانید] خدا همان حق است، و اینکه او مردگان را زنده می‌کند، و اینکه او بر هر کاری تواناست.///و اینها دلیل بر آن است که خدا حق است، مردگان را زنده مى‌سازد و بر هر کارى تواناست.///این [قدرت نمایى‌ها] از آن روست که خدا حق است و اوست که مردگان را زنده مى‌کند و هم اوست که بر هر چیزى تواناست///این [قدرت نماییها] بدان سبب است که خدا خود حق است، و اوست که مردگان را زنده مى‌کند و [هم‌] اوست که بر هر چیزى تواناست.///[بیان] این [مطالب] به خاطر آن است که [بدانید] خداوند حق است، و اوست که مردگان را زنده مى‌کند و بر هر چیزى تواناست.///این (آثار قدرت) دلیل است که خدا حق است و هم او البته مردگان را زنده خواهد کرد و او محققا بر هر چیز تواناست.///این از آن است که خداوند بر حق است و او مردگان را زنده می‌کند و او بر هر کاری تواناست‌///این بخاطر آن است که (بدانید) خداوند حق است؛ و اوست که مردگان را زنده می‌کند؛ و بر هر چیزی تواناست.///این بدان است که خدا است حق و آنکه او زنده کند مردگان را و آنکه او است بر همه چیز توانا///این برای آن است که به‌راستی خدا، (هم) او تمامی حق است و اینکه مردگان را - به‌درستی- زنده می‌کند و بر هر چیزی بسی تواناست. quran_en_fa And verily the Hour will come: there can be no doubt about it, or about (the fact) that Allah will raise up all who are in the graves. و اینکه قیامت آمدنی است، هیچ شکی در آن نیست، و اینکه خدا کسانی را که در گورهایند، برمی انگیزد.///و اینکه قیامت آمدنی است، هیچ شکی در آن نیست، و اینکه خدا کسانی را که در گورهایند، برمی انگیزد.///و نیز قیامت خواهد آمد، شکى در آن نیست. و خدا همه کسانى را که در گورها هستند زنده مى‌کند.///[و این‌] که بى‌تردید قیامت در پیش است و شکى در آن نیست و خدا هر که را در گورهاست بر مى‌انگیزد///و [هم‌] آنکه رستاخیز آمدنى است [و] شکى در آن نیست، و در حقیقت، خداست که کسانى را که در گورهایند برمى‌انگیزد.///و این که قیامت آمدنى است و شکى در آن نیست. و خداوند تمام کسانى را که در قبرها آرمیده‌اند، زنده خواهد کرد.///و محققا ساعت قیامت بی‌هیچ شک بیاید و خدا به یقین مردگان را از قبرها برانگیزد.///و اینکه قیامت آمدنی است [و] در آن شکی نیست و خداوند کسانی را که در گورها خفته‌اند، بر می‌انگیزد///و اینکه رستاخیز آمدنی است، و شکی در آن نیست؛ و خداوند تمام کسانی را که در قبرها هستند زنده می‌کند.///و آنکه ساعت است آینده نیست شکی در آن و آنکه خدا برانگیزد آنان را که در گورند///و اینکه ساعت (مرگ و زندگی همگانی) همواره آمدنی است (و) هرگز شکی مستند (هم) در آن نیست و همانا خدا کسانی را که در گورهایند برمی‌انگیزد. quran_en_fa Yet there is among men such a one as disputes about Allah, without Knowledge, without Guidance, and without a Book of Enlightenment,- و از مردمان کسی است که همواره بدون هیچ دانشی [بلکه از روی جهل و نادانی] و بدون هیچ هدایتی، و هیچ کتاب روشنی درباره خدا مجادله و ستیزه می‌کند.///و از مردمان کسی است که همواره بدون هیچ دانشی [بلکه از روی جهل و نادانی] و بدون هیچ هدایتی، و هیچ کتاب روشنی درباره خدا مجادله و ستیزه می‌کند.///از مردم کسى است که بى هیچ دانشى و هیچ راهنمایى و هیچ کتاب روشنى بخشى در باره خدا مجادله مى‌کند.///و از میان مردم کسى است که بدون هیچ دانش و بى‌هیچ رهنمود و کتاب روشنى در باره‌ى خدا به مجادله مى‌پردازد///و از [میان‌] مردم کسى است که در باره خدا بدون هیچ دانش و بى‌هیچ رهنمود و کتاب روشنى به مجادله مى‌پردازد،///و از مردم، کسی هست که بدون هیچ دانش و هدایت و کتاب روشنى، درباره‌ى خداوند به جدال مى‌پردازد،///و از مردم کس هست که از روی جهل و گمراهی و بی‌هیچ هدایت و کتاب و حجت روشن در کار خدا جدل می‌کند.///و از مردمان کسی هست که درباره خداوند بدون دانش و بدون رهنمود و بدون کتابی روشنگر مجادله می‌کند///و گروهی از مردم، بدون هیچ دانش و هیچ هدایت و کتاب روشنی بخشی، درباره خدا مجادله می‌کنند!///و از مردم است آنکه بستیزد در خدا بی‌دانش و نه راهنمائی و نه نامه‌ای تابناک‌///و از (میان) مردمان کسی است که درباره‌ی خدا - بدون هیچ دانایی و نه رهنمودی و نه کتاب روشنگری - به مجادله و ستیز می‌پردازد، quran_en_fa (Disdainfully) bending his side, in order to lead (men) astray from the Path of Allah: for him there is disgrace in this life, and on the Day of Judgment We shall make him taste the Penalty of burning (Fire). [آن هم] با حالتی متکبرانه و مغرورانه که سرانجام مردم را از راه خدا گمراه کند؛ برای او در دنیا رسوایی است و روز قیامت عذاب سوزان به وی می‌چشانیم.///[آن هم] با حالتی متکبرانه و مغرورانه که سرانجام مردم را از راه خدا گمراه کند؛ برای او در دنیا رسوایی است و روز قیامت عذاب سوزان به وی می‌چشانیم.///گردن را به تکبر به یکسو مى‌پیچاند تا مردم را از راه خدا گمراه سازد. نصیب او در دنیا خوارى است و در روز قیامت عذاب آتش را به او مى‌چشانیم:///از سر نخوت پشت مى‌کند تا [مردم را] از راه خدا گمراه کند. در این دنیا براى او خوارى است و روز رستاخیز عذاب آتش سوزان را به او مى‌چشانیم/// [آن هم‌] از سر نخوت، تا [مردم را] از راه خدا گمراه کند. در این دنیا براى او رسوایى است، و در روز رستاخیز او را عذاب آتش سوزان مى‌چشانیم.///با تکبر و غرور، مى‌خواهد مردم را از راه خدا گمراه کند. در این دنیا رسوایى دارد و در قیامت، عذاب سوزان به او مى‌چشانیم.///با تکبر و نخوت از حق اعراض کرده تا (خلق را) از راه خدا گمراه گرداند، چنین کسی را در دنیا ذلت و خواری نصیب باشد و در آخرت عذاب آتش سوزانش خواهیم چشانید.///پهلو به تکبر بگرداند تا [مردمان را] از راه خدا گمراه کند در دنیا خفت و خواری دارد و در روز قیامت عذاب آتش را به او می‌چشانیم‌///آنها با تکبر و بی‌اعتنایی (نسبت به سخنان الهی)، می‌خواهند مردم را از راه خدا گمراه سازند! برای آنان در دنیا رسوایی است؛ و در قیامت، عذاب سوزان به آنها می‌چشانیم!///برتابنده پهلوی خویش تا گمراه کند مردم را از راه خدا او را است در دنیا خواری و چشانیمش روز قیامت عذابی سوزان‌///حال آنکه (از سر نخوت) پهلو در هم پیچنده [: کمر بسته] است تا (مردم را) از راه خدا گمراه کند. و در این دنیا برای او رسوایی و خواری است و در روز رستاخیز عذاب آتش بس سوزان را به او می‌چشانیم. quran_en_fa (It will be said): "This is because of the deeds which thy hands sent forth, for verily Allah is not unjust to His servants. این [رسوایی و عذاب] به کیفر اعمالی است که از پیش فرستاده‌ای و به آن خاطر است که خدا نسبت به بندگان ستمکار نیست.///این [رسوایی و عذاب] به کیفر اعمالی است که از پیش فرستاده‌ای و به آن خاطر است که خدا نسبت به بندگان ستمکار نیست.///این کیفر کارهایى است که پیش از این کرده‌اى، و خدا به بندگانش ستم نمى‌کند.///[گفته شود:] این به سزاى آن چیزى است که به دستان خود پیش فرستاده‌اى، و البته خداوند به بندگان خویش ستمگر نیست///این [کیفر] به سزاى چیزهایى است که دستهاى تو پیش فرستاده است و [گرنه‌] خدا به بندگان خود بیدادگر نیست.///«این عذاب دستاورد پیشین توست. و قطعا خدا به بندگانش ستم نمى‌کند.»///این عذاب آتش به سزای همان اعمال زشتی است که با دست خود پیش فرستادی و این که خدا هرگز کمترین ستم در حق بندگان نخواهد کرد.///این به خاطر کار و کردار پیشین توست، و گرنه‌] خداوند هرگز در حق بندگان ستمگر نیست‌///(و به آنان می‌گوییم:) این در برابر چیزی است که دستهایتان از پیش برای شما فرستاده؛ و خداوند هرگز به بندگان ظلم نمی‌کند!///این بدانچه پیش فرستاده است دستهایت و نیست خدا ستمگر بر بندگان‌///این (کیفر بزرگ) به سزای (همان) چیزهایی است که دست‌هایت [: نیروهایت] پیش فرستاده است. و اینکه خدا همواره به بندگان خود زیاد بیدادگر نیست. quran_en_fa There are among men some who serve Allah, as it were, on the verge: if good befalls them, they are, therewith, well content; but if a trial comes to them, they turn on their faces: they lose both this world and the Hereafter: that is loss for all to see! و برخی از مردم اند که خدا را یک سویه [و بر پایه دست یابی به امور مادی] می‌پرستند، پس اگر خیری [چون ثروت، مقام و اولاد] به آنان برسد به آن آرامش یابند، و اگر بلایی [چون بیماری، تهیدستی و محرومیت از عناوین اجتماعی] به آنان برسد [از پرستش خدا] عقب گرد می‌کنند [و به بی دینی و ارتداد می‌گرایند]، دنیا و آخرت را از دست داده‌اند، و این است همان زیان آشکار.///و برخی از مردم اند که خدا را یک سویه [و بر پایه دست یابی به امور مادی] می‌پرستند، پس اگر خیری [چون ثروت، مقام و اولاد] به آنان برسد به آن آرامش یابند، و اگر بلایی [چون بیماری، تهیدستی و محرومیت از عناوین اجتماعی] به آنان برسد [از پرستش خدا] عقب گرد می‌کنند [و به بی دینی و ارتداد می‌گرایند]، دنیا و آخرت را از دست داده‌اند، و این است همان زیان آشکار.///و از میان مردم کسى است که خدا را با تردید مى‌پرستد. اگر خیرى به او رسد دلش بدان آرام گیرد، و اگر آزمایشى پیش آید رخ برتابد. در دنیا و آخرت زیان بیند و آن زیانى آشکار است.///و از مردم کسى است که خدا را در حاشیه [و با تردید] مى‌پرستد حال اگر خیرى [از دیندارى‌] به او رسد بدان آرام گیرد، و چون امتحانى براى او پیش آید [از دین‌] روى برتابد. او در دنیا و آخرت زیانکار است و این همان خسارت آشکار است///و از میان مردم کسى است که خدا را فقط بر یک حال [و بدون عمل‌] مى‌پرستد. پس اگر خیرى به او برسد بدان اطمینان یابد، و چون بلایى بدو رسد روى برتابد. در دنیا و آخرت زیان دیده است. این است همان زیان آشکار.///و از مردم، کسى است که خداوند را تنها با زبان مى‌پرستد، [و با حادثه‌اى کوچک مى‌لغزد،] پس اگر خیرى به او برسد، بدان آرامش یابد، و اگر مصیبت و آزمایشى به او برسد، دگرگون می‌شود [و به سوى کفر می‌رود، چنین کسى] در دنیا و آخرت زیانکار است. این همان زیان آشکار است.///و از مردم کس هست که خدا را به زبان و به ظاهر می‌پرستد (نه از باطن و حقیقت) از این رو هرگاه خیر و نعمتی به او رسد اطمینان خاطر پیدا کند و اگر آزمونی (از شر و فقر و آفتی) به او رسد (از دین خدا) رو بگرداند. چنین کس در دنیا و آخرت زیانکار است و این (نفاق و دورویی) زیانی است که بر همه کس آشکار است.///و از مردم کسی هست که خداوند را با دودلی می‌پرستد، پس اگر خیری به او برسد، دلش به آن آرام گیرد، و اگر رنجی به او رسد رویگردان شود، در دنیا و آخرت زیانکار شده است، این همان زیانکاری آشکار است‌///بعضی از مردم خدا را تنها با زبان می‌پرستند (و ایمان قلبیشان بسیار ضعیف است)؛ همین که (دنیا به آنها رو کند و نفع و) خیری به آنان برسد، حالت اطمینان پیدا می‌کنند؛ اما اگر مصیبتی برای امتحان به آنها برسد، دگرگون می‌شوند (و به کفر رومی‌آورند)! (به این ترتیب) هم دنیا را از دست داده‌اند، و هم آخرت را؛ و این همان خسران و زیان آشکار است!///و از مردم است آنکه می‌پرستد خدا را بر نوکی (یا کناری) پس اگر رسدش خوشی برآساید بدان و اگر رسدش آزمایشی بازگردد بر روی خویش زیانمند است در دنیا و آخرت این است آن زیان آشکار///و از میان مردم کسی است که خدا را فقط بر (مبنای) جانبی (و هوسی مصلحتی) می‌پرستد. پس اگر خیری به او رسد بدان اطمینان یابد و چون بلایی آتشین بدو رسد روی برتابد. (او) دنیا و آخرت را زیان کرده (و) این همان زیان آشکارگر است. quran_en_fa They call on such deities, besides Allah, as can neither hurt nor profit them: that is straying far indeed (from the Way)! چیزی را به جای خدا می‌پرستند که نه زیانی به آنان می‌رساند و نه سودی به آنان می‌دهد؛ این است همان گمراهی بسیار دور.///چیزی را به جای خدا می‌پرستند که نه زیانی به آنان می‌رساند و نه سودی به آنان می‌دهد؛ این است همان گمراهی بسیار دور.///سواى خدا کسى را مى‌خواند که نه زیانى به او مى‌رساند و نه سودى، و این گمراهیى است بى‌انتها.///به جاى خدا چیزى را مى‌خواند که نه زیانى به او مى‌رساند و نه سودش مى‌دهد. گمراهى دور همین است///به جاى خدا چیزى را مى‌خواند که نه زیانى به او مى‌رساند و نه سودش مى‌دهد. این است همان گمراهى دور و دراز.///او جز خداوند چیزى را مى‌خواند که نه زیانى به او مى‌رساند و نه سودى. این همان گمراهی دور و دراز است.///(این کافر نگون‌بخت) خدا را رها کرده و چیزی را می‌خواند (و می‌پرستد) که هیچ نفع و ضرری به حال او ندارد، و این حقا همان گمراهی دور (از هر سعادت) است.///به جای خداوند چیزی به دعا خواند که نه زیانی به او می‌رساند و نه سودی، این همان گمراهی دور و دراز است‌///او جز خدا کسی را می‌خواند که نه زیانی به او می‌رساند، و نه سودی؛ این همان گمراهی بسیار عمیق است.///می‌خواند جز خدا آنچه را نه زیانش رساند و نه سودش دهد این است آن گمراهی دور///از غیر خدا همی خواند و می‌خواهد چیزی را که نه زیانش رساند و نه سودش دهد. این است همان گمراهی دور و دراز. quran_en_fa (Perhaps) they call on one whose hurt is nearer than his profit: evil, indeed, is the patron, and evil the companion (or help)! بلکه کسی را می‌پرستند که قطعا زیانش از سودش نزدیک‌تر است، بد سرپرست و یاوری و بد معاشر و همدمی است!///بلکه کسی را می‌پرستند که قطعا زیانش از سودش نزدیک‌تر است، بد سرپرست و یاوری و بد معاشر و همدمی است!///کسى را مى‌خواند که زیانش نزدیک‌تر از سود اوست. چه بد دوستدارى است و چه بد مصاحبى است.///کسى را مى‌خواند که زیانش نزدیک‌تر از سود اوست. وه، چه بد سرپرستى و چه بد معاشرى است!///کسى را مى‌خواند که زیانش از سودش نزدیکتر است. وه چه بد مولایى و چه بد دمسازى!///بلکه کسى را مى‌خواند که زیانش از سودش بیشتر است. چه مولا و سرپرست بدى! و چه همدم زشتى!///چیزی را که به ضرر نزدیک‌تر از نفع است می‌خواند (و می‌پرستد)، وی بسیار بد یاوری یافته و بسیار بد دمساز و پشتیبانی اختیار کرده است.///کسی را به دعا می‌خواند که زیانش محتمل‌تر است از سودش، بد یار و بد دمسازی است‌///او کسی را می‌خواند که زیانش از نفعش نزدیکتر است؛ چه بد مولا و یاوری، و چه بد مونس و معاشری!///می‌خواند آن را که زیانش نزدیکتر است از سودش چه بد سرپرست و چه بد همدمی است‌///همواره کسی را می‌خواند و می‌خواهد که بی‌گمان زیانش از سودش نزدیکتر است. وه! به‌راستی چه بد سروری و چه بد دمسازی است! quran_en_fa Verily Allah will admit those who believe and work righteous deeds, to Gardens, beneath which rivers flow: for Allah carries out all that He plans. یقینا خدا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، در بهشت هایی در می‌آورد که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است؛ مسلما خدا هر چه را بخواهد انجام می‌دهد.///یقینا خدا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، در بهشت هایی در می‌آورد که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است؛ مسلما خدا هر چه را بخواهد انجام می‌دهد.///خدا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند به بهشتهایى که در آن نهرها جارى است داخل مى‌سازد، و خدا هر چه خواهد همان مى‌کند.///بى‌گمان، خدا کسانى را که گرویده و کارهاى شایسته کرده‌اند به بهشت‌هایى در مى‌آورد که از پاى درختانش نهرها جارى است. خدا هر چه خواهد انجام مى‌دهد///بى‌گمان، خدا کسانى را که گرویده و کارهاى شایسته کرده‌اند به باغهایى درمى‌آورد که از زیر [درختان‌] آن رودبارها روان است. خدا هر چه بخواهد انجام مى‌دهد.///خداوند مؤمنان نیکوکار را در باغ‌هایى [از بهشت] وارد مى‌کند که نهرها از زیر [درختان] آن جارى است. [آرى!] خداوند هرچه اراده کند، انجام مى‌دهد.///همانا خدا آنان را که اهل ایمان و نیکوکارند داخل بهشت‌هایی کند که زیر درختانش نهرها جاری است، که خدا هر چه اراده کند خواهد کرد.///بی‌گمان خداوند کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، به باغهایی درمی‌آورد که جویباران از فرو دست آن جاری است، بی‌گمان خداوند هرچه خواهد همان تواند کرد///خداوند کسانی را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، در باغهایی از بهشت وارد می‌کند که نهرها زیر درختانش جاری است؛ (آری،) خدا هر چه را اراده کند انجام می‌دهد!///همانا خدا درآرد آنان را که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند باغهائی که روان است زیر آنها جویها همانا خدا می‌کند آنچه را می‌خواهد///بی‌گمان، خدا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته (ی‌ایمان) کرده‌اند، در باغ‌هایی سردرهم درمی‌آورد که از زیر (درختان) شان (: نهرها و رودبارها) روان است. خدا همواره هر چه اراده کند انجام می‌دهد. quran_en_fa If any think that Allah will not help him (His Messenger) in this world and the Hereafter, let him stretch out a rope to the ceiling and cut (himself) off: then let him see whether his plan will remove that which enrages (him)! کسی که همواره گمان می‌کند که خدا هرگز پیامبرش را در دنیا و آخرت یاری نخواهد داد [و اکنون یاری خدا را می‌بیند و به این خاطر ناامید و خشمگین است] باید طنابی از سقف [خانه‌اش] بیاویزد، سپس خود را حلق آویز کند، پس ببیند آیا حیله و نیرنگش آنچه را سبب خشم او شده است از بین می‌برد؟!///کسی که همواره گمان می‌کند که خدا هرگز پیامبرش را در دنیا و آخرت یاری نخواهد داد [و اکنون یاری خدا را می‌بیند و به این خاطر ناامید و خشمگین است] باید طنابی از سقف [خانه‌اش] بیاویزد، سپس خود را حلق آویز کند، پس ببیند آیا حیله و نیرنگش آنچه را سبب خشم او شده است از بین می‌برد؟!///کسى که مى‌پندارد که خدا در دنیا و آخرت یاریش نخواهد کرد، خویشتن را با ریسمانى از سقف بیاویزد تا خود را خفه کند و بنگرد که آیا این حیله خشمش را از میان خواهد برد.///هر کس گمان مى‌کرد که خدا پیامبرش را در دنیا و آخرت هرگز یارى نخواهد کرد [و حال که مى‌بیند یارى کرده، به خشم آمده است‌] پس ریسمانى به بالا بکشد، آن‌گاه خود را حلق آویز کرده، آن را قطع کند و آن‌گاه بنگرد که آیا این نقشه خشم او را از میان مى‌برد///هر که مى‌پندارد که خدا [پیامبرش‌] را در دنیا و آخرت هرگز یارى نخواهد کرد [بگو] تا طنابى به سوى سقف کشد [و خود را حلق‌آویز کند] سپس [آن را] ببرد. آنگاه بنگرد که آیا نیرنگش چیزى را که مایه خشم او شده از میان خواهد برد؟///هر کس گمان مى‌کند که خداوند هرگز پیامبرش را در دنیا و آخرت یارى نمى‌کند، [و به این خاطر ناامید و خشمگین است‌] طنابى از سقف بیاویزد، سپس [رشته‌ی زندگى خود را] ببرد، آن­گاه بنگرد که آیا نیرنگش خشم او را فرومى‌نشاند؟!///آن کس که پندارد خدا هرگز او را (یعنی رسولش را) در دنیا و آخرت یاری نخواهد کرد (و اینک نصرت‌های الهی را در حق او می‌بیند) پس طنابی به سقف بندد و خود را از آن بیاویزد تا خفه شود، آن گاه بنگرد که آیا این حیله و کید او خشمش را از بین می‌برد؟///هرکس گمان می‌برد که خداوند هرگز او [پیامبر] را در دنیا و آخرت یاری نمی‌کند، ریسمانی به سقف خانه‌ [اش‌] ببندد [و به گردن اندازد] سپس [آن یا نفس خود را] ببرد و بنگرد آیا این تدبیر او مایه خشمش را از بین می‌برد؟///هر کس گمان می‌کند که خدا پیامبرش را در دنیا و آخرت یاری نخواهد کرد (و از این نظر عصبانی است، هر کاری از دستش ساخته است بکند)، ریسمانی به سقف خانه خود بیاویزد، و خود را حلق آویز و نفس خود را قطع کند (و تا لبه پرتگاه مرگ پیش رود)؛ ببیند آیا این کار خشم او را فرو می‌نشاند؟!///آنکو می‌پندارد که هرگز یاریش نمی‌کند خدا در دنیا و آخرت پس بکشد ریسمانی بسوی آسمان پس ببرد پس بنگرد آیا می‌برد نیرنگ او آنچه را به خشم می‌آورد///هر که می‌پنداشته است (که) خدا او را در دنیا و آخرت هرگز یاری نخواهد کرد، پس وسیله‌ای سوی آسمان در کشد (و خود را حلق‌آویز کند)؛ سپس (آن را) بی‌چون ببرد؛ آن‌گاه همی بنگرد (که) آیا نیرنگش چیزی را که مایه‌ی خشم اوست حتما از میان خواهد برد؟ quran_en_fa Thus have We sent down Clear Signs; and verily Allah doth guide whom He will! و این گونه، قرآن را [به صورت] آیاتی روشن نازل کردیم؛ و قطعا خدا هر که را بخواهد، هدایت می‌کند.///و این گونه، قرآن را [به صورت] آیاتی روشن نازل کردیم؛ و قطعا خدا هر که را بخواهد، هدایت می‌کند.///بدین‌سان قرآن را نازل کردیم، با آیاتى روشنگر. و خدا هر کس را که بخواهد هدایت مى‌کند.///و بدین گونه قرآن را به صورت آیاتى روشنگر نازل کردیم، و خداست که هر که را بخواهد راه مى‌نماید///و بدین گونه [قرآن‌] را [به صورت‌] آیاتى روشنگر نازل کردیم، و خداست که هر که را بخواهد راه مى‌نماید.///و این‌گونه قرآن را [به صورت] آیاتی روشن فروفرستادیم. و البته خداوند هر کس را بخواهد، هدایت مى‌کند.///و ما همچنین (مانند سایر کتب آسمانی) این قرآن بزرگ را به صورت آیاتی روشن فرستادیم، و خدا (به این آیات) هر که را بخواهد هدایت می‌کند.///و بدین‌سان آن را به صورت آیاتی روشنگر فرو فرستادیم و خداوند هر که را خواهد هدایت کند///این گونه ما آن [= قرآن‌] را بصورت آیات روشنی نازل کردیم؛ و خداوند هر کس را بخواهد هدایت می‌کند.///و بدینسان فرستادیمش آیتهائی روشن و آنکه خدا هدایت می‌کند هر که را خواهد///و این‌گونه قرآن را - حال آنکه آیاتی روشن است - فرو فرستادیم و خدا به‌راستی هر که را اراده کند راه می‌نماید. quran_en_fa Those who believe (in the Qur'an), those who follow the Jewish (scriptures), and the Sabians, Christians, Magians, and Polytheists,- Allah will judge between them on the Day of Judgment: for Allah is witness of all things. همانا آنان که ایمان آوردند و آنان که یهودی اند و صابئان و نصاری و مجوس و کسانی که شرک ورزیده‌اند، حتما خدا روز قیامت میانشان داوری می‌کند [تا گرویدگان به حق از آلودگان به باطل جدا شوند و حق پیشگان به بهشت و باطل گرایان به دوزخ درآیند]؛ بی تردید خدا بر همه چیز گواه است.///همانا آنان که ایمان آوردند و آنان که یهودی اند و صابئان و نصاری و مجوس و کسانی که شرک ورزیده‌اند، حتما خدا روز قیامت میانشان داوری می‌کند [تا گرویدگان به حق از آلودگان به باطل جدا شوند و حق پیشگان به بهشت و باطل گرایان به دوزخ درآیند]؛ بی تردید خدا بر همه چیز گواه است.///خدا میان آنان که ایمان آورده‌اند و آنان که کیش یهود یا صابئان یا نصارى یا مجوس برگزیده‌اند و آنان که مشرک شده‌اند، در روز قیامت حکم مى‌کند. زیرا او بر هر کارى ناظر است.///همانا کسانى که ایمان آوردند و کسانى که یهودى شدند و صابئى‌ها و مسیحیان و زرتشتیان و کسانى که شرک ورزیدند، بى‌تردید خداوند روز قیامت میانشان داورى خواهد کرد همانا خدا بر هر چیزى گواه است///کسانى که ایمان آوردند و کسانى که یهودى شدند و صابئى‌ها و مسیحیان و زرتشتیان و کسانى که شرک ورزیدند، البته خدا روز قیامت میانشان داورى خواهد کرد، زیرا خدا بر هر چیزى گواه است.///خداوند در قیامت، میان مؤمنان [مسلمان]، و یهودیان و صابئان، و نصارا و مجوس، و مشرکان، داورى می‌کند. [و حق را از باطل جدا خواهد نمود،] همانا خداوند بر هر چیزى گواه است.///البته خدا بین اهل ایمان و یهود و صابئان و نصاری و گبران و آنان که به خدا شرک آوردند محققا روز قیامت جدایی افکند (و هر کس را به جایگاه استحقاقش برد) که خدا بر (احوال و پاداش) همه موجودات عالم (بصیر و) گواه است.///همانا خداوند در میان مؤمنان و یهودیان و صابئین و مسیحیان و مجوس و مشرکان در روز قیامت داوری خواهد کرد، بی‌گمان خداوند بر همه چیز گواه است‌///مسلما کسانی که ایمان آورده‌اند، و یهود و صابئان [= ستاره‌پرستان‌] و نصاری و مجوس و مشرکان، خداوند در میان آنان روز قیامت داوری می‌کند؛ (و حق را از باطل جدا می‌سازد؛) خداوند بر هر چیز گواه (و از همه چیز آگاه) است.///همانا آنان که ایمان آوردند و آنان که جهود شدند و صابیان و ترسایان و مجوس و آنان که شرک ورزیدند همانا خدا حکم می‌کند میان آنان روز قیامت همانا خدا است بر همه چیز گواه‌///به‌راستی کسانی که ایمان آوردند و کسانی که یهودی شدند و التقاطیان و نصرانیان و زرتشتیان و کسانی که شرک ورزیدند، بی‌گمان خدا روز قیامت میانشان را جدا خواهد کرد، زیرا خدا همواره بر هر چیزی بس گواه است. quran_en_fa Seest thou not that to Allah bow down in worship all things that are in the heavens and on earth,- the sun, the moon, the stars; the hills, the trees, the animals; and a great number among mankind? But a great number are (also) such as are fit for Punishment: and such as Allah shall disgrace,- None can raise to honour: for Allah carries out all that He wills. آیا ندانسته‌ای که هر که در آسمان‌ها و هر که در زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوه‌ها و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم برای او سجده می‌کنند؟ و بر بسیاری [که از سجده امتناع دارند] عذاب، لازم و مقرر شده است. و کسی را که خدا خوار کند، گرامی دارنده‌ای برای او نیست؛ به یقین خدا هر چه را بخواهد انجام می‌دهد.///آیا ندانسته‌ای که هر که در آسمان‌ها و هر که در زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوه‌ها و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم برای او سجده می‌کنند؟ و بر بسیاری [که از سجده امتناع دارند] عذاب، لازم و مقرر شده است. و کسی را که خدا خوار کند، گرامی دارنده‌ای برای او نیست؛ به یقین خدا هر چه را بخواهد انجام می‌دهد.///آیا ندیده‌اى که هر کس در آسمانها و هر کس که در زمین است و آفتاب و ماه و ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان و بسیارى از مردم خدا را سجده مى‌کنند؟ و بر بسیارى عذاب محقق شده و هر که را خدا خوار سازد، هیچ کس گرامیش نمى‌دارد. زیرا خدا هر چه بخواهد همان مى‌کند.///آیا ندیدى که هر کس در آسمان‌ها و هر که در زمین است و خورشید و ماه و تمام ستارگان و کوه‌ها و درختان و جنبندگان و بسیارى از مردم براى خدا سجده مى‌کنند؟ و بسیارى هم [ابا دارند که‌] عذاب در باره‌ى آنان حتمى است. و هر که را خدا خوار کند، او را اکرام کننده///آیا ندانستى که خداست که هر کس در آسمانها و هر کس در زمین است، و خورشید و ماه و [تمام‌] ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان و بسیارى از مردم براى او سجده مى‌کنند؟ و بسیارى‌اند که عذاب بر آنان واجب شده است. و هر که را خدا خوار کند او را گرامى‌دارنده‌اى نیست، چرا که خدا هر چه بخواهد انجام مى‌دهد.///آیا ندیدى که هرکه در آسمان‌ها و هر که در زمین است، و خورشید و ماه و ستارگان، و کوه‌ها و درختان و جنبندگان، و بسیارى از مردم براى خدا سجده مى‌کنند؟ البته بسیارى از مردم [نیز به خاطر تکبر و لجاجت،] قطعا گرفتار عذابند. و هر کس را خدا خوار کند، هیچ کس او را گرامى نخواهد داشت. همانا خداوند هر چه را بخواهد، انجام مى‌دهد.///آیا (ای هوشمند به چشم بصیرت) مشاهده نکردی که هر که در آسمانها و هر که در زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان و بسیاری از آدمیان همه (با کمال شوق) به سجده خدا (و اطاعت او) مشغولند و بسیاری از مردم هم (در اثر کفر و عصیان) مستوجب عذاب حق شدند؟ و هر که را خدا خوار و ذلیل گرداند دیگر کسی او را عزیز و گرامی نتواند کرد که البته خدا هر چه مشیت کامله‌اش تعلق گیرد خواهد کرد.///آیا نیندیشیده‌ای که هر که در آسمانها و زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوهها و درختان و جانوران و بسیاری از مردم، بر خداوند سجده می‌برند، و بسیاری هم هستند که عذاب بر آنان محقق شده است، و هرکس که خداوند خوارش بدارد، گرامی دارنده‌ای ندارد، که خداوند هرچه خواهد همان تواند کرد///آیا ندیدی که تمام کسانی که در آسمانها و کسانی که در زمینند برای خدا سجده می‌کنند؟! و (همچنین) خورشید و ماه و ستارگان و کوه‌ها و درختان و جنبندگان، و بسیاری از مردم! اما بسیاری (ابا دارند، و) فرمان عذاب درباره آنان حتمی است؛ و هر کس را خدا خوار کند، کسی او را گرامی نخواهد داشت! خداوند هر کار را بخواهد (و صلاح بداند) انجام می‌دهد!///آیا ندیدی که خدا سجده می‌کند برایش آنکه در آسمانها و آنکه در زمین است و مهر و ماه و ستارگان و کوه‌ها و درخت و جنبندگان و بسیاری از مردم و بسیاری که فرود آمد (استوار شد) بر او عذاب و آن را که خوار سازد خدا پس نیستش سرافرازنده‌ای همانا خدا می‌کند آنچه را می‌خواهد///آیا ندیدی که خدا هر کس در آسمان‌ها و هر کس که در زمین است- و خورشید و ماه و ستارگان و کوه‌ها و درختان و جنبندگان- به‌راستی برایش (همگی) سجده می‌کنند و (نیز) بسیاری از مردمان و (حتی‌) بسیاری از آنان هم که عذاب بر آنان محقق شده است (برای او سجده می‌کنند)؟ و هر که را خدا خوار کند، برایش هیچ گرامی‌دارنده‌ای نیست. همواره خدا هر چه بخواهد انجام می‌دهد. quran_en_fa These two antagonists dispute with each other about their Lord: But those who deny (their Lord),- for them will be cut out a garment of Fire: over their heads will be poured out boiling water. این دو [گروه حق پیشه و باطل گرا] دشمن یکدیگرند که درباره پروردگارشان در جدال و ستیزند [گروه حق پیشه، پروردگار را به صفاتی وصف می‌کنند که شایسته اوست و گروه باطل گرا او را به اموری می‌ستایند که سزاوار او نیست]، پس کسانی که کافر شدند برای آنان لباس هایی از آتش [به اندازه اندامشان] بریده شده و از بالای سرشان مایع جوشان [به روی آنان] ریخته می‌شود،///این دو [گروه حق پیشه و باطل گرا] دشمن یکدیگرند که درباره پروردگارشان در جدال و ستیزند [گروه حق پیشه، پروردگار را به صفاتی وصف می‌کنند که شایسته اوست و گروه باطل گرا او را به اموری می‌ستایند که سزاوار او نیست]، پس کسانی که کافر شدند برای آنان لباس هایی از آتش [به اندازه اندامشان] بریده شده و از بالای سرشان مایع جوشان [به روی آنان] ریخته می‌شود،///این دو گروه در باره پروردگارشان به خصومت برخاسته‌اند. براى آنان که کافرند جامه‌هایى از آتش بریده‌اند و از بالا بر سرشان آب جوشان مى‌ریزد.///اینان (مؤمنان و کافران) دو خصم‌اند که در باره‌ى پروردگارشان به خصومت برخاسته‌اند. پس کسانى که کافر شدند، جامه‌هایى از آتش برایشان بریده شده است و از بالاى سرشان آب جوشان ریخته مى‌شود///این دو [گروه،] دشمنان یکدیگرند که در باره پروردگارشان با هم ستیزه مى‌کنند، و کسانى که کفر ورزیدند، جامه‌هایى از آتش برایشان بریده شده است [و] از بالاى سرشان آب جوشان ریخته مى‌شود.///این دوگروه درباره‌ى پروردگارشان به ستیزه و جدال پرداختند. پس براى کسانى که کفر ورزیدند، لباس‌هایى از آتش بریده شده است، [و] از بالاى سرشان [روی آنها] مایع جوشان ریخته مى‌شود.///این دو گروه (مؤمن و کافر) مخالف و دشمن یکدیگرند که در (دین) خدای خود باهم به جدال برخاستند، و کافران را لباسی از آتش دوزخ به قامت بریده‌اند و بر سر آنان آب سوزان جهنم فرو ریزند.///اینان حریفانی هستند که در حق پروردگارشان مجادله کرده‌اند، اما کسانی که کفرورزیده‌اند، بر بالای آنان جامه‌هایی از آتش بریده‌اند [و] از بالای سرهایشان آب جوش ریخته شود///اینان دو گروهند که درباره پروردگارشان به مخاصمه و جدال پرداختند؛ کسانی که کافر شدند، لباسهایی از آتش برای آنها بریده شده، و مایع سوزان و جوشان بر سرشان ریخته می‌شود؛///اینان دو دشمنند که ستیزه کردند در پروردگار خویش پس آنان که کافر شدند بریده شد برای ایشان جامه هائی از آتش ریخته شود از فراز سرهای ایشان آب جوشان‌///این دو (گروه با یکدیگر) دشمنانند (که) درباره‌ی پروردگارشان با هم بسی دشمنی (و ستیزه) کردند. پس کسانی که کفر ورزیدند، جامه‌هایی بسیار از آتش برایشان بریده شده است (و) از بالای سرهاشان مایع جوشان ریخته می‌شود. quran_en_fa With it will be scalded what is within their bodies, as well as (their) skins. که آنچه در شکم‌های ایشان است و پوست بدنشان به وسیله آن گداخته می‌شود،///که آنچه در شکم‌های ایشان است و پوست بدنشان به وسیله آن گداخته می‌شود،///بدان آب جوشان هر چه در درون شکم دارند و نیز پوستهایشان گداخته مى‌شود.///به نحوى که هم آنچه در شکم آنهاست با آن گداخته مى‌شود و هم پوستشان///آنچه در شکم آنهاست با پوست [بدن‌] شان بدان گداخته مى‌گردد.///با آن مایع جوشان، آنچه در شکم‌هاى آنهاست، و [نیز] پوست بدنشان گداخته مى‌شود.///که آنچه در درون آنهاست (از امعاء و احشاء همه) و پوست بدنشان به آن آب سوزان گداخته شود.///که آنچه در درونشان هست و پوستهایشان به آن گداخته می‌شود///آنچنان که هم درونشان با آن آب می‌شود، و هم پوستهایشان.///می‌گدازد بدان آنچه در شکمهای ایشان است و پوستها///در شکم‌های آنهاست با پوست‌ها [: بدن‌ها] شان بدان گداخته و ذوب می‌گردد. quran_en_fa In addition there will be maces of iron (to punish) them. و برای آنان گرزهایی از آهن [مخصوص] است [که بر سرشان می‌کوبند.]///و برای آنان گرزهایی از آهن [مخصوص] است [که بر سرشان می‌کوبند.]///و نیز براى آنهاست گرزهایى آهنین.///و آنها را گرزهاى آهنین است///و براى [وارد کردن ضربت بر سر] آنان گرزهایى آهنین است.///و گرزهایى آهنین براى [عذاب] آنان [آماده] است.///و گرزگران و عمودهای آهنین بر (سر) آنها مهیا باشد.///و گرزهای آهنینی برای آنان [مهیا] هست‌///و برای آنان گرزهایی از آهن (سوزان) است.///و ایشان را است گرزهائی از آهن‌///و برای (وارد کردن ضربت بر سر) آنان گرزهایی از آهن است. quran_en_fa Every time they wish to get away therefrom, from anguish, they will be forced back therein, and (it will be said), "Taste ye the Penalty of Burning!" هرگاه بخواهند به سبب اندوه [فراوان و غصه گلوگیر] از دوزخ درآیند، به آن بازشان می‌گردانند؛ و [به آنان می‌گویند:] عذاب سوزان را بچشید.///هرگاه بخواهند به سبب اندوه [فراوان و غصه گلوگیر] از دوزخ درآیند، به آن بازشان می‌گردانند؛ و [به آنان می‌گویند:] عذاب سوزان را بچشید.///هرگاه که خواهند از آن عذاب، از آن اندوه بیرون آیند، بار دیگر آنان را بدان بازگردانند که: بچشید عذاب آتش سوزنده را.///هر بار بخواهند از [کثرت‌] اندوه از آن بیرون آیند به آن بازگردانده مى‌شوند و [گفته مى‌شود:] بچشید عذاب آتش سوزان را///هر بار بخواهند از [شدت‌] غم، از آن بیرون روند در آن باز گردانیده مى‌شوند [که هان‌] بچشید عذاب آتش سوزان را.///هرگاه بخواهند به خاطر اندوه [فراوان] از دوزخ بیرون آیند، به آن برگردانده مى‌شوند [و به آنان گفته مى‌شود:] «بچشید عذاب سوزان را!»///هرگاه خواهند از دوزخ به درآیند تا از غم و اندوه آن نجات یابند باز (فرشتگان عذاب) آنان را به دوزخ برگردانند و (گویند باز باید) عذاب آتش سوزان را بچشید.///هر بار که بخواهند از شدت اندوه از آن [جهنم‌] بیرون روند، به آن بازگردانده شوند [و گویند] عذاب آتش را بچشید///هر گاه بخواهند از غم و اندوه‌های دوزخ خارج شوند، آنها را به آن بازمی‌گردانند؛ و (به آنان گفته می‌شود:) بچشید عذاب سوزان را!///هر گاه خواهند برون آیند از آن از اندوهی بازگردانیده شوند در آن و بچشید عذاب سوزان را///هر بار خواستند از (شدت) اندوهی، از آن بیرون روند در آن بازگردانیده می‌شوند و (به آنان گویند: «هان!) بچشید عذاب آتش بس سوزان را.» quran_en_fa Allah will admit those who believe and work righteous deeds, to Gardens beneath which rivers flow: they shall be adorned therein with bracelets of gold and pearls; and their garments there will be of silk. بی تردید خدا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، در بهشت هایی درمی آورد که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، در آنجا با دستبندهایی از طلا و مروارید آرایش می‌شوند، و لباسشان در آنجا حریر است.///بی تردید خدا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، در بهشت هایی درمی آورد که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، در آنجا با دستبندهایی از طلا و مروارید آرایش می‌شوند، و لباسشان در آنجا حریر است.///خدا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند به بهشتهایى که در آن نهرها جارى است داخل مى‌سازد. در آنجا با دستبندهایى از طلا و مروارید آراسته شوند و لباسشان از حریر است.///همانا خدا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند به بهشت‌هایى داخل مى‌کند که نهرها از پاى درختانش جارى است. در آن جا با دستبندهاى زرین و مروارید آراسته شوند و لباسشان در آن جا حریر است///خدا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند در باغهایى که از زیر [درختان‌] آن نهرها روان است درمى‌آورد: در آنجا با دستبندهایى از طلا و مروارید آراسته مى‌شوند، و لباسشان در آنجا از پرنیان است.///بی‌گمان خداوند کسانى را که ایمان آوردند و کارهاى نیکو کردند، به باغ‌هایى [بهشتی] وارد مى‌کند که نهرها از زیر [درختان] آن جارى است. در آنجا با دستبندهایى از طلا و مروارید آراسته مى‌شوند. و در آنجا لباسشان از ابریشم است.///البته خداوند آنان را که ایمان آوردند و نیکوکار شدند همه را در بهشت‌هایی داخل گرداند که زیر درختانش نهرها جاری است و در آنجا طلا و مروارید بر دست زیور بندند و تن به جامه حریر بیارایند.///بی‌گمان خداوند کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، به باغهایی درمی‌آورد که جویباران از فرودست آن جاری است، در آنجا به دستبندهایی زرین و نیز مروارید آراسته شوند، و لباسشان در آنجا ابریشم است‌///خداوند کسانی را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، در باغهایی از بهشت وارد می‌کند که از زیر درختانش نهرها جاری است؛ آنان با دستبندهایی از طلا و مروارید زینت می‌شوند؛ و در آنجا لباسهایشان از حریر است.///همانا خدا درآرد آنان را که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند باغهائی که روان است زیر آنها جویها زیب داده شوند در آن با دستبندهائی از زر و مروارید و جامه ایشان است در آن حریر///بی‌گمان خدا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته (ی‌ایمان) کردند در باغ‌هایی سردرهم - که از زیر (درختان) شان نهرها روان است - در می‌آورد: در آنجا با دستبندهایی از طلا و مروارید آراسته می‌شوند و لباس‌هاشان در آنجا حریر [: پرنیان] است. quran_en_fa For they have been guided (in this life) to the purest of speeches; they have been guided to the Path of Him Who is Worthy of (all) Praise. و به سوی گفتار پاک و پاکیزه [مانند سلام، الحمدلله و سبحان الله] راهنماییشان کنند، و به راه پسندیده [که راه بهشت است] هدایتشان نمایند.///و به سوی گفتار پاک و پاکیزه [مانند سلام، الحمدلله و سبحان الله] راهنماییشان کنند، و به راه پسندیده [که راه بهشت است] هدایتشان نمایند.///آنان به آن سخن پاک و به راه خداوند ستودنى راهنمایى شده‌اند.///و به گفتار پاک هدایت شده و به راه [خداى‌] ستوده هدایت گردیده‌اند///و به گفتار پاک هدایت مى‌شوند و به سوى راه [خداى‌] ستوده هدایت مى‌گردند.///و [بهشتیان] به گفتار پاک [و دلنشین] هدایت مى‌شوند. و به راه خداوندى که شایسته ستایش است، راهنمایى مى‌گردند.///و به گفتار خوش و طریق خدای ستوده هدایت شوند.///و به سخن پاکیزه و راه خداوند ستوده رهنمون شوند///و بسوی سخنان پاکیزه هدایت می‌شوند، و به راه خداوند شایسته ستایش، راهنمایی می‌گردند.///و رهبری شدند بسوی پاکیزه از سخن و رهبری شدند بسوی راه خداوند ستوده‌///و راهنمایی شدند فرا‌سوی گفتار پاکیزه، و راهنمایی شدند فراسوی راه (خدای) بس مورد سپاس. quran_en_fa As to those who have rejected (Allah), and would keep back (men) from the Way of Allah, and from the Sacred Mosque, which We have made (open) to (all) men - equal is the dweller there and the visitor from the country - and any whose purpose therein is profanity or wrong-doing - them will We cause to taste of a most Grievous Penalty. مسلما کسانی که کافرند و از راه خدا و [ورود مؤمنان به] مسجدالحرام که آن را برای همه مردم چه مقیم و حاضر و چه مسافر، یکسان قرار داده‌ایم جلوگیری می‌کنند، [کیفری بسیار سخت خواهند داشت]، و هر که بخواهد در آنجا با انحراف از حق روی به ستم آورد [و دست به شرک و هر گناهی بیالاید] او را عذابی دردناک می‌چشانیم.///مسلما کسانی که کافرند و از راه خدا و [ورود مؤمنان به] مسجدالحرام که آن را برای همه مردم چه مقیم و حاضر و چه مسافر، یکسان قرار داده‌ایم جلوگیری می‌کنند، [کیفری بسیار سخت خواهند داشت]، و هر که بخواهد در آنجا با انحراف از حق روی به ستم آورد [و دست به شرک و هر گناهی بیالاید] او را عذابی دردناک می‌چشانیم.///آنهایى را که کافر شدند و مردم را از راه خدا و مسجدالحرام -که براى مردم چه مقیم و چه غریب یکسان است- بازمى‌دارند و نیز هر که را در آنجا قصد کجروى یا ستمکارى داشته باشد، عذاب دردآور مى‌چشانیم.///بى‌تردید کسانى که کافر شدند و [مردم را] از راه خدا و مسجد الحرام- که آن را براى مردم، چه مقیم آن و چه مسافر، یکسان قرار داده‌ایم- باز مى‌دارند، [در خور عذابند]، و هر که بخواهد در این سرزمین به ستم کجروى کند، او را از عذابى دردناک مى‌چشانیم///بى‌گمان، کسانى که کافر شدند و از راه خدا و مسجدالحرام -که آن را براى مردم، اعم از مقیم در آنجا و بادیه‌نشین، یکسان قرار داده‌ایم- جلو گیرى مى‌کنند، و [نیز] هر که بخواهد در آنجا به ستم [از حق] منحرف شود، او را از عذابى دردناک مى‌چشانیم.///کسانى که کفر ورزیدند و [مؤمنان را] از راه خدا و مسجدالحرام که آن را براى همه‌ى مردم، بومى و غیر بومى، یکسان قرار داده‌ایم، بازمى‌دارند، و [نیز] هر کس بخواهد در آنجا به ستم [از حق‌] منحرف شود، به او از عذابى دردناک مى‌چشانیم.///آنان که کافر شده و (مردم را) از راه خدا منع می‌کنند و نیز از مسجد الحرامی که (ما حرمت احکام) آن را برای اهل آن شهر و بادیه‌نشینان یکسان قرار دادیم مانع می‌شوند، و هر کسی که در آنجا اراده الحاد و تعدی کرده و (به خلق) ظلم و ستم کند همه را (به کیفر کفر و ظلمشان) از عذابی دردناک می‌چشانیم.///کسانی که کفر ورزیده و [مردم را] از راه خدا و مسجدالحرام -که آن را برای مردم اعم از مقیم و مسافر بیابانی نهاده‌ایمباز داشته‌اند [آنان را به عذابی دردناک دچار می‌کنیم‌]، و هرکس در آن از سر ستمگری آهنگ کژروی کند، به او عذابی دردناک می‌چشانیم‌///کسانی که کافر شدند، و مؤمنان را از راه خدا بازداشتند، و (همچنین) از مسجد الحرام، که آن را برای همه مردم، برابر قرار دادیم، چه کسانی که در آنجا زندگی می‌کنند یا از نقاط دور وارد می‌شوند (، مستحق عذابی دردناکند)؛ و هر کس بخواهد در این سرزمین از راه حق منحرف گردد و دست به ستم زند، ما از عذابی دردناک به او می‌چشانیم!///همانا آنان که کفر ورزیدند و باز می‌دارند از راه خدا و مسجد حرام که گردانیدیمش برای مردم یکسان نشیمن گزیده (مانده) در آن و بیابانی (دشت‌نشین) و آنکه خواهد در آن کجروی را به ستم چشانیمش از عذابی دردناک‌///بی‌گمان، کسانی که کافر شدند و از راه خدا و مسجدالحرام - که آن را برای مردمان اعم از اقامت‌گزیدگان و مسافران، یکسان قرار داده‌ایم - جلوگیری می‌کنند و هر که بخواهد در آنجا به (انحرافی) پوشاننده (‌ی حق) و ظالمانه درآید، او را از عذابی دردناک می‌چشانیم. quran_en_fa Behold! We gave the site, to Abraham, of the (Sacred) House, (saying): "Associate not anything (in worship) with Me; and sanctify My House for those who compass it round, or stand up, or bow, or prostrate themselves (therein in prayer). و [یاد کن] هنگامی را که جای خانه [کعبه] را برای ابراهیم آماده کردیم [و از او پیمان گرفتیم] که هیچ چیز را شریک من قرار مده و خانه‌ام را برای طواف کنندگان و قیام کنندگان و رکوع کنندگان و سجده کنندگان [از پلیدی‌های ظاهری و باطنی] پاک و پاکیزه گردان.///و [یاد کن] هنگامی را که جای خانه [کعبه] را برای ابراهیم آماده کردیم [و از او پیمان گرفتیم] که هیچ چیز را شریک من قرار مده و خانه‌ام را برای طواف کنندگان و قیام کنندگان و رکوع کنندگان و سجده کنندگان [از پلیدی‌های ظاهری و باطنی] پاک و پاکیزه گردان.///و مکان خانه را براى ابراهیم آشکار کردیم و گفتیم: هیچ چیز را شریک من مساز و خانه مرا براى طواف‌کنندگان و به نمازایستادگان و راکعان و ساجدان پاکیزه بدار.///و چون براى ابراهیم جایگاه کعبه را آماده کردیم [گفتیم: در این کانون توحید] چیزى را شریک من نکن، و خانه‌ام را براى طواف کنندگان و قیام کنندگان [به عبادت‌] و رکوع کنندگان و سجده کنندگان پاک دار///و چون براى ابراهیم جاى خانه را معین کردیم [بدو گفتیم:] «چیزى را با من شریک مگردان و خانه‌ام را براى طواف‌کنندگان و قیام‌کنندگان و رکوع‌کنندگان [و] سجده‌کنندگان پاکیزه دار.»///و [به یادآور] آن‌گاه که مکان کعبه را براى ابراهیم آماده ساختیم، [به او گفتیم:] هیچ‌گونه شرکى نسبت به من روا مدار! و خانه‌ى مرا براى طواف‌کنندگان و قیام‌کنندگان و رکوع‌کنندگان سجده‌گزار پاکیزه بدار!///و (یاد آر) آن گاه که ما ابراهیم را در آن بیت الحرام تمکین دادیم (و به او وحی کردیم) که با من هیچ کس را شریک و انباز نگیر و خانه مرا برای طواف حاجیان و نمازگزاران و رکوع و سجود کنندگان (از لوث بتان و بت پرستان) پاک و پاکیزه دار.///و چنین بود که برای ابراهیم جایگاه خانه کعبه را معین کردیم [و گفتیم‌] که برای من هیچ‌گونه شریک میاور و خانه‌ام را برای غریبان و مقیمان و نمازگزاران پاکیزه بدار///(به خاطر بیاور) زمانی را که جای خانه (کعبه) را برای ابراهیم آماده ساختیم (تا خانه را بنا کند؛ و به او گفتیم:) چیزی را همتای من قرار مده! و خانه‌ام را برای طواف‌کنندگان و قیام‌کنندگان و رکوع‌کنندگان و سجودکنندگان (از آلودگی بتها و از هر گونه آلودگی) پاک ساز!///و هنگامی که جایگاه گردانیدم برای ابراهیم جای خانه را که شرک نورز به من چیزی را و پاک گردان خانه مرا برای طواف‌کنندگان و بپای‌ایستادگان و رکوع‌کنندگان سجده‌کنندگان‌///و چون برای ابراهیم جای آن خانه [: کعبه] را آماده کردیم (بدو گفتیم:) «چیزی را با من شریک مگردان و خانه‌ام را- برای طواف‌کنندگان و قیام‌کنندگان و رکوع‌کنندگان سجده‌کننده - پاکیزه گردان.» quran_en_fa "And proclaim the Pilgrimage among men: they will come to thee on foot and (mounted) on every kind of camel, lean on account of journeys through deep and distant mountain highways; و در میان مردم برای حج بانگ زن تا پیاده و سوار بر هر شتر باریک اندام [چابک و چالاک] که از هر راه دور می‌آیند، به سوی تو آیند.///و در میان مردم برای حج بانگ زن تا پیاده و سوار بر هر شتر باریک اندام [چابک و چالاک] که از هر راه دور می‌آیند، به سوی تو آیند.///و مردم را به حج فرا خوان تا پیاده یا سوار بر شتران تکیده از راه‌هاى دور نزد تو بیایند.///و میان مردم نداى حج ده تا پیاده و سوار بر مرکب‌هاى لاغر [تندرو] از هر راه دورى به سوى تو آیند///و در میان مردم براى [اداى‌] حج بانگ برآور تا [زایران‌] پیاده و [سوار] بر هر شتر لاغرى -که از هر راه دورى مى‌آیند- به سوى تو روى آورند،///و در میان مردم، بانگ حج برآور! تا آنان، پیاده و [یا] سوار بر مرکب‌هاى چابک، از هر راه دورى به سراغ تو بیایند.///و در میان مردم به (اداء مناسک) حج اعلام کن تا خلق پیاده و سواره بر شتران لاغر اندام تیزرو از هر راه دور به سوی تو جمع آیند.///و در میان مردم برای حج ندا در ده که پیاده و سوار بر هر شتر لاغری -که از هر راه دوری می‌آیندرو به سوی تو آورند///و مردم را دعوت عمومی به حج کن؛ تا پیاده و سواره بر مرکبهای لاغر از هر راه دوری بسوی تو بیایند …///و بانگ برآور در مردم به حج آیندت پیادگان و بر هر اشتری لاغر که می‌آیند از هر دره‌ای ژرف‌///«و در میان مردمان برای (ادای) حج اعلان کن (که) پیادگان سویت آیند و (نیز) سواران بر شترانی لاغر - از هر راهی دور - سویت [: فرا سوی کعبه] روان شوند.» quran_en_fa "That they may witness the benefits (provided) for them, and celebrate the name of Allah, through the Days appointed, over the cattle which He has provided for them (for sacrifice): then eat ye thereof and feed the distressed ones in want. تا منافع خود را [از برکت این سفر معنوی] مشاهده کنند، و نام خدا را در روزهایی معین [که برای قربانی اعلام شده] بر دام‌های زبان بسته‌ای که به آنان عطا کرده ذکر کنند، [چون قربانی کردید] از آن بخورید و تهیدست را نیز اطعام کنید.///تا منافع خود را [از برکت این سفر معنوی] مشاهده کنند، و نام خدا را در روزهایی معین [که برای قربانی اعلام شده] بر دام‌های زبان بسته‌ای که به آنان عطا کرده ذکر کنند، [چون قربانی کردید] از آن بخورید و تهیدست را نیز اطعام کنید.///تا سودهایى را که از آن آنهاست ببینند و نام خدا را در روزهایى معین به هنگام ذبح چارپایانى که خدا رزق آنها ساخته، یاد کنند. پس از آنها بخورید و بینوایان فقیر را نیز اطعام کنید.///تا ناظر منافع خود باشند و نام خدا را در روزهاى معین، بر [ذبح‌] آنچه از چهارپایان روزیشان کرده است یاد کنند پس از آنها بخورید و به درمانده‌ى مستمند بخورانید///تا شاهد منافع خویش باشند، و نام خدا را در روزهاى معلومى بر دامهاى زبان‌بسته‌اى که روزى آنان کرده است ببرند. پس، از آنها بخورید و به درمانده مستمند بخورانید.///تا منافع گوناگون خود را [از برکت این سفر معنوى‌] مشاهده کنند، و نام خدا را در روزهایى معین بر دام‌هاى زبان بسته‌اى که روزیشان شده، ذکر کنند. پس [چون قربانى کردید،] از [گوشت] آنها بخورید و بینواى فقیر را [نیز] بخورانید.///تا (در آنجا) بر سر منافع (دنیوی و اخروی بسیار) خود حضور یابند و نام خدا را در ایامی معین یاد کنند که آنها را از حیوانات بهائم (یعنی شتر و گاو و گوسفند) روزی داده است. پس از آن تناول کرده و فقیران بیچاره را نیز (از قربانیها) طعام دهید.///تا در منافعی که برای آنان هست حضور داشته باشند، و نام خداوند را در روزهای معین بر چارپایان زبان بسته‌ای که روزیشان داده‌ایم، ببرند [و قربانی کنند]، آنگاه از آن بخورید و به درمانده بینوا هم بخورانید///تا شاهد منافع گوناگون خویش (در این برنامه حیاتبخش) باشند؛ و در ایام معینی نام خدا را، بر چهارپایانی که به آنان داده است، (به هنگام قربانی‌کردن) ببرند؛ پس از گوشت آنها بخورید؛ و بینوای فقیر را نیز اطعام نمایید!///تا بنگرند سودهائی برای خویش و ببرند نام خدا را در روزهائی دانسته بر آنچه روزیشان داده است از دامهای چهارپا پس بخورید از آن و بخورانید به بینوای درویش‌///«تا شاهدان (دیدار و برخورداری) منافعی برای خویش باشند و نام خدا را -در روزهای معلومی بر دام‌های زبان‌بسته‌ای که روزی آنان کرده است- ببرند؛ پس از آنها بخورید و بدحال کمرشکسته‌ (ی فقیر) را (از آن) بخورانید.» quran_en_fa "Then let them complete the rites prescribed for them, perform their vows, and (again) circumambulate the Ancient House." سپس باید آلودگی‌های خود را [که در مدت محرم بودن و قربانی کردن و سر تراشیدن بر بدن هایشان قرار گرفته] برطرف کنند و نذرهایشان را وفا نمایند و بر گرد خانه کهن طواف کنند.///سپس باید آلودگی‌های خود را [که در مدت محرم بودن و قربانی کردن و سر تراشیدن بر بدن هایشان قرار گرفته] برطرف کنند و نذرهایشان را وفا نمایند و بر گرد خانه کهن طواف کنند.///سپس چرک از خود دور کنند و نذرهاى خویش را ادا کنند و بر آن خانه کهنسال طواف کنند.///سپس باید آلودگى خود را بزدایند و به نذرهایشان وفا کنند و برگرد خانه‌ى کهن طواف نمایند///سپس باید آلودگى خود را بزدایند و به نذرهاى خود وفا کنند و بر گرد آن خانه کهن [=کعبه‌] طواف به جاى آورند.///[زائران خانه‌ی خدا] سپس باید آلودگى خود را برطرف سازند، و به نذرهاى خود وفا کنند، و بر گرد خانه‌ى کهن و آزاد [کعبه] طواف نمایند.///آن گاه باید مناسک حج و حلق و تقصیر را به جای آرند (یعنی سر بتراشند و ناخن و موی بسترند تا از احرام به درآیند) و به هر نذر و عهدی که (در حج) کردند (یا به هر پیمانی که با خدا و خلق بسته‌اند) وفا کنند و طواف را گرد خانه عتیق (بیت الحرام کعبه) به جای آرند.///آنگاه باید آلایشهایشان را بزدایند و نذرهایشان را وفا کنند و پیرامون بیت‌العتیق طواف کنند///سپس، باید آلودگیهایشان را برطرف سازند؛ و به نذرهای خود وفا کنند؛ و بر گرد خانه گرامی کعبه، طواف کنند.///پس تا بگذارند چرک (آلایش) خویش را و وفا کنند به نذرهای خود و طواف کنند گرد خانه کهن‌///سپس باید آلودگی خود را بزدایند و به نذرهای خود وفا کنند و بر گرد آن خانه‌ی کهن آزاد [: کعبه] بسیار طواف کنند. quran_en_fa Such (is the Pilgrimage): whoever honours the sacred rites of Allah, for him it is good in the Sight of his Lord. Lawful to you (for food in Pilgrimage) are cattle, except those mentioned to you (as exception): but shun the abomination of idols, and shun the word that is false,- این است [آنچه به عنوان مناسک حج قرار داده‌ایم] و هر کس مقررات خدا را بزرگ شمارد، برای او نزد پروردگارش بهتر است. و چهارپایان مگر آنچه [در آیات دیگر، حرمتش] بر شما خوانده می‌شود، برای شما حلال شده است؛ بنابراین از پلیدی بت‌ها و از گفتار باطل [چون دروغ، افترا، غیبت و شهادت ناحق] دوری گزینید.///این است [آنچه به عنوان مناسک حج قرار داده‌ایم] و هر کس مقررات خدا را بزرگ شمارد، برای او نزد پروردگارش بهتر است. و چهارپایان مگر آنچه [در آیات دیگر، حرمتش] بر شما خوانده می‌شود، برای شما حلال شده است؛ بنابراین از پلیدی بت‌ها و از گفتار باطل [چون دروغ، افترا، غیبت و شهادت ناحق] دوری گزینید.///همچنین هر کس دست از حرام بدارد، در نزد پروردگارش برایش بهتر است. و چارپایان بر شما حلالند مگر آنهایى که برایتان خوانده شده. پس، از بتهاى پلید و سخن باطل و دروغ اجتناب ورزید.///این است [آنچه مقرر شده‌] و هر کس مقررات خدا را بزرگ دارد، آن براى او نزد پروردگارش بهتر است. و چهارپایان براى شما جز آنچه [حرمت آن‌] بر شما خوانده مى‌شود حلال است، پس از پلیدى که بت‌ها هستند دورى کنید و از گفتار باطل اجتناب ورزید///این است [آنچه مقرر شده‌] و هر کس مقررات خدا را بزرگ دارد، آن براى او نزد پروردگارش بهتر است، و براى شما دامها حلال شده است، مگر آنچه بر شما خوانده مى‌شود. پس، از پلیدى بتها دورى کنید، و از گفتار باطل اجتناب ورزید.///این است [مناسک حج] و هر کس آنچه را خداوند محترم شمرده، گرامى بدارد، قطعا براى او نزد پروردگارش بهتر است. و چهارپایان براى شما حلال شده است، مگر آنچه [حرام بودنش، در آیات دیگر] بر شما خوانده مى‌شود. پس از پلیدى بت‌ها دورى کنید و از گفتار باطل بپرهیزید.///این است (احکام حج) و هر کس اموری را که خدا حرمت نهاده بزرگ و محترم شمارد البته این برایش نزد خدا بهتر خواهد بود. و چهارپایان غیر آنچه تلاوت خواهد شد [در سوره مائده آیه ۳ آمده است. (م)] همه برای شما حلال گردید، پس از پلید حقیقی یعنی بتها اجتناب کنید و نیز از قول باطل (مانند دروغ و شهادت ناحق و سخنان لهو و غنا) دوری گزینید.///چنین است و هرکس شعائر الهی را بزرگ بشمارد، برایش در نزد پروردگارش بهتر است، و بر شما همه چارپایان جز آنچه [حرمت آن‌] بر شما خوانده شده است، حلال است، پس از پلیدی بتها پرهیز کنید، و نیز از شهادت دروغ پرهیز کنید///(مناسک حج) این است! و هر کس برنامه‌های الهی را بزرگ دارد، نزد پروردگارش برای او بهتر است! و چهارپایان برای شما حلال شده، مگر آنچه (ممنوع بودنش) بر شما خوانده می‌شود. از پلیدیهای بتها اجتناب کنید! و از سخن باطل بپرهیزید!///این و هر که بزرگ شمرد حرمتهای خدا را پس آن بهتر است برای او نزد پروردگارش و حلال شد برای شما چهارپایان مگر آنچه خوانده شود بر شما پس دوری گزینید از پلیدی یعنی بتان و دوری گزینید از سخن ناروا///این (کاری با کرامت) است. و هر کس احترامات (ربانی) خدا را بزرگ بدارد، پس (همان) برایش نزد پروردگارش پسندیده و بهتر است. و برای شما نعمت‌های حیوانی [: حیوانات رام] حلال شده است، مگر آنچه (در قرآن) بر شما خوانده می‌شود. پس از پلیدی - همچون بتان - همواره دوری گزینید و از گفتار باطل (هم) اجتناب ورزید. quran_en_fa Being true in faith to Allah, and never assigning partners to Him: if anyone assigns partners to Allah, is as if he had fallen from heaven and been snatched up by birds, or the wind had swooped (like a bird on its prey) and thrown him into a far-distant place. در حالی که برای خدا حق گرا باشید [و در مناسک حج] به او شرک نورزید. و هر کس به خدا شرک ورزد، گویا چنان است که از آسمان سقوط کرده و پرندگان [شکاری] او را می‌ربایند، یا باد او را به جایی دور دست می‌اندازد.///در حالی که برای خدا حق گرا باشید [و در مناسک حج] به او شرک نورزید. و هر کس به خدا شرک ورزد، گویا چنان است که از آسمان سقوط کرده و پرندگان [شکاری] او را می‌ربایند، یا باد او را به جایی دور دست می‌اندازد.///روى آوردگان به خدا باشید و شرک نیاوردگان به او؛ و هر کس که به خدا شرک آورد، چونان کسى است که از آسمان فروافتد و مرغ او را برباید یا بادش به مکانى دور اندازد.///در حالى که مخلصان خدا باشید، نه مشرک به او. و هر کس به خدا شرک آورد، بدان ماند که گویى از آسمان افتاده و مرغان، او را مى‌ربایند یا تندباد، او را به نقطه‌اى دور پرتاب مى‌کند///در حالى که گروندگان خالص به خدا باشید؛ نه شریک‌گیرندگان [براى‌] او! و هر کس به خدا شرک ورزد چنان است که گویى از آسمان فرو افتاده و مرغان [شکارى‌] او را ربوده‌اند یا باد او را به جایى دور افکنده است.///[حج گزارید،] در حالى که همگى خالص براى خدا باشید، و هیچ‌گونه شرکى به خداوند نورزید. و هر کس به خدا شرک ورزد، گویى از آسمان سقوط کرده و پرنده‌اى [شکاری در هوا] او را مى‌رباید، یا باد او را به مکانى دور پرتاب مى‌کند.///و خاص و خالص بی‌هیچ شائبه شرک خدا را پرستید، و هر کس به خدا شرک آرد (در عجز و بیچارگی) بدان ماند که از آسمان درافتد و مرغان (در فضا) بدنش را به منقار (قطعه قطعه) بربایند یا بادی تند او را به مکانی دور (از هر وسیله نجات) درافکند.///برای خداوند پاکدین باشید و به او شرک نورزید، و هرکس به خداوند شرک ورزد، گویی از آسمان درافتاده و پرنده‌ای او را در ربوده، یا باد او را به جایی دوردست درانداخته است‌///(برنامه و مناسک حج را انجام دهید) در حالی که همگی خالص برای خدا باشد! هیچ گونه همتایی برای او قائل نشوید! و هر کس همتایی برای خدا قرار دهد، گویی از آسمان سقوب کرده، و پرندگان (در وسط هوا) او را می‌ربایند؛ و یا تندباد او را به جای دوردستی پرتاب می‌کند!///یکتاپرستان برای خدا نه شرک‌ورزندگان بدو و آنکه شرک ورزد به خدا پس گوئیا درافتاده است از آسمان تا بربایدش پرنده یا بپراکندش باد به جائی دور (یا رانده)///در حالی که از غیر خدا رویگردان شده (و) به او شرک نورزید. و کسی که به خدا شرک ورزد چنان است که گویی از آسمان فرو افتاده، پس مرغان او را می‌ربایند، یا باد او را به پرتگاهی دور - خردکننده- و نابسامان می‌افکند. quran_en_fa Such (is his state): and whoever holds in honour the symbols of Allah, (in the sacrifice of animals), such (honour) should come truly from piety of heart. این است [برنامه‌های حج و حدود و مقررات خدا] و هر کس شعایر خدا را بزرگ شمارد، بدون تردید این بزرگ شمردن ناشی از تقوای دل هاست.///این است [برنامه‌های حج و حدود و مقررات خدا] و هر کس شعایر خدا را بزرگ شمارد، بدون تردید این بزرگ شمردن ناشی از تقوای دل هاست.///آرى، کسانى که شعایر خدا را بزرگ مى‌شمارند کارشان نشان پرهیزگارى دلهایشان باشد.///این است [سخن حق‌]، و هر کس شعائر خدا را بزرگ دارد بى‌تردید آن نشانه تقواى دل‌هاست///این است [فرایض خدا] و هر کس شعایر خدا را بزرگ دارد در حقیقت، آن [حاکى‌] از پاکى دلهاست.///این است [دستورات خداوند درباره‌ى حج]. و هر کس شعائر خدا را گرامى بدارد، پس این [بزرگداشت] از تقواى دل‌هاست.///این است (سخن حق) و هر کس شعائر (دین) خدا را بزرگ و محترم دارد این از صفت دلهای باتقواست.///چنین است و هرکس شعائر الهی را بزرگ شمارد، آن از پروا و پرهیز دلهاست‌///این است (مناسک حج)! و هر کس شعائر الهی را بزرگ دارد، این کار نشانه تقوای دلهاست.///این و هر که بزرگ شمرد شعارهای خدا را همانا آن است از پرهیزکاری دلها///این است (فرمان بزرگ الهی) و هر کس شعائر خدا را بزرگ بدارد، همانا، پس (هم) آنها (حاکی) از پرهیزگاری دل‌هاست. quran_en_fa In them ye have benefits for a term appointed: in the end their place of sacrifice is near the Ancient House. برای شما در دام‌های قربانی تا زمانی معین سودهایی است [مانند سواری گرفتن و تغذیه از شیر و گوشت آنها] سپس جایگاه [فرود آمدنشان برای قربانی] به سوی خانه کهن [یعنی خانه کعبه] است.///برای شما در دام‌های قربانی تا زمانی معین سودهایی است [مانند سواری گرفتن و تغذیه از شیر و گوشت آنها] سپس جایگاه [فرود آمدنشان برای قربانی] به سوی خانه کهن [یعنی خانه کعبه] است.///از آن شتران قربانى تا زمانى معین برایتان سودهاست، سپس جاى قربانیشان در آن خانه کهنسال است.///در آن [قربانى‌ها] براى شما منافعى است [چون شیر و پشم‌] تا زمانى معین، سپس محل [قربانى‌] آنها در کنار خانه‌ى کهن است///براى شما در آن [دامها] تا مدتى معین سودهایى است، سپس جایگاه [قربانى‌کردن آنها و سایر فرایض‌] در خانه کهن [=کعبه‌] است.///براى شما در آن [دام‌هاى قربانى] تا رسیدن زمان معین [عید قربان] منافعى است، [مانند سوارى و تغذیه از شیر آنها،] سپس جایگاه آن [قربانى‌ها،] به سوى [کعبه،] خانه‌ی کهن و آزاد است.///شما را در این شعائر و احکام الهی (یا این شتران یا تجارات) تا وقتی معین منفعتهاست، آن گاه محل هدی و سایر مناسک حج، حرم و بیت العتیق است (که پرستشگاه دیرین و معبد محترم خداست).///در آنها تا زمانی معین برای شما سودهایی هست، آنگاه بازگشتگاه آن بیت‌العتیق است‌///در آن (حیوانات قربانی)، منافعی برای شماست تا زمان معینی [= روز ذبح آنها] سپس محل آن، خانه قدیمی و گرامی (کعبه) است.///برای شما است در آن سودهائی تا سرآمدی نامبرده سپس فرودگاهش بسوی خانه است کهن‌///برایتان در آن (قربانی) ها تا مدتی معین سودهایی است، سپس جایگاه (قربانی کردن) آنها سوی خانه‌ی کهن [: کعبه] آزاد است. quran_en_fa To every people did We appoint rites (of sacrifice), that they might celebrate the name of Allah over the sustenance He gave them from animals (fit for food). But your god is One God: submit then your wills to Him (in Islam): and give thou the good news to those who humble themselves,- و برای هر امتی عبادتی ویژه قرار داده‌ایم [که مشتمل بر قربانی است] تا نام خدا را بر آنچه که از دام‌های زبان بسته روزی آنان نموده‌ایم [به هنگام قربانی] ذکر کنند. پس [بدانید که] معبود شما خدای یکتاست؛ بنابراین فقط تسلیم او شوید. و فرمانبرداران فروتن را [به لطف و رحمت خدا] مژده ده.///و برای هر امتی عبادتی ویژه قرار داده‌ایم [که مشتمل بر قربانی است] تا نام خدا را بر آنچه که از دام‌های زبان بسته روزی آنان نموده‌ایم [به هنگام قربانی] ذکر کنند. پس [بدانید که] معبود شما خدای یکتاست؛ بنابراین فقط تسلیم او شوید. و فرمانبرداران فروتن را [به لطف و رحمت خدا] مژده ده.///براى هر امتى رسم قربانى کردنى نهادیم تا بدان سبب که خدا از چارپایان روزیشان داده است، نام او را بر زبان رانند. پس خداى شما خدایى یکتاست، در برابر او تسلیم شوید. و تواضع‌کنندگان را بشارت ده،///و براى هر امتى قربانگاهى قرار دادیم تا نام خدا را بر [ذبح‌] چهارپایانى که روزى آنها کرده است ببرند، پس [بدانید که‌] خداى شما خداى یگانه است، پس به فرمان او گردن نهید. و فروتنان را بشارت ده///و براى هر امتى مناسکى قرار دادیم، تا نام خدا را بر دامهاى زبان‌بسته‌اى که روزى آنها گردانیده یاد کنند. پس [بدانید که‌] خداى شما خدایى یگانه است، پس به [فرمان‌] او گردن نهید. و فروتنان را بشارت ده.///و ما براى هر امتى آیینى قرار دادیم، تا هنگام قربانى، نام خدا را بر دام‌هایى که خدا روزى آنان کرده، ببرند. خداى شما معبود یکتاست، پس فقط تسلیم او باشید. و فرمانبرداران فروتن را مژده بده.///و ما برای هر امتی شریعت و معبدی مقرر فرمودیم تا به ذکر نام خدا پردازند که آنها را از بهائم (یعنی گاو و گوسفند و شتر) روزی داد پس خدای شما خدایی است یکتا، همه تسلیم (فرمان) او باشید، و تو (ای رسول ما) متواضعان و مطیعان را (به سعادت ابدی) بشارت ده.///و برای هر امتی قربانی‌ای معین داشته‌ایم تا نام خدا را، [به هنگام ذبح‌] بر چارپایان زبان بسته‌ای که روزیشان کرده‌ایم، ببرند، آری خدای شما خدای یگانه است، در برابر او تسلیم باشید، و به فروتنان بشارت ده‌///برای هر امتی قربانگاهی قرار دادیم، تا نام خدا را (به هنگام قربانی) بر چهارپایانی که به آنان روزی داده‌ایم ببرند، و خدای شما معبود واحدی است؛ در برابر (فرمان) او تسلیم شوید و بشارت ده متواضعان و تسلیم‌شوندگان را.///و برای هر ملتی نهادیم پرستشی تا ببرند نام خدا را بر آنچه روزیشان داد از دامهای چهارپا و خدای شما خداوند یکتا است پس برای او اسلام آرید و مژده ده به فروتنان‌///و برای هر امتی روش ویژه‌ای (برای حج) نهادیم، تا نام خدا را بر دام‌های زبان‌‌‌‌بسته‌ای که روزیشان گردانیده یاد کنند. پس (بدانید که) معبود شما معبودی یگانه است، پس تنها برای او گردن نهید. و خاکساران و بینی بر خاک نهندگان (در برابر خدا) را بشارت ده. quran_en_fa To those whose hearts when Allah is mentioned, are filled with fear, who show patient perseverance over their afflictions, keep up regular prayer, and spend (in charity) out of what We have bestowed upon them. همانان که وقتی خدا یاد شود، دل هایشان می‌هراسد، و بر آنچه [از بلا و حادثه] به آنان می‌رسد، شکیبایند و برپا دارندگان نمازند و از آنچه روزی آنان نمودیم، انفاق می‌کنند.///همانان که وقتی خدا یاد شود، دل هایشان می‌هراسد، و بر آنچه [از بلا و حادثه] به آنان می‌رسد، شکیبایند و برپا دارندگان نمازند و از آنچه روزی آنان نمودیم، انفاق می‌کنند.///آنان که چون نام خدا برده شود در دل بترسند و بدان هنگام که به آنها مصیبتى رسد شکیبایانند و نمازگزارانند و از آنچه روزیشان داده‌ایم انفاق مى‌کنند.///همانان که چون نام خدا یاد شود دل‌هایشان هراس یابد، و آنان که بر مصیبتى که بر سرشان آید صابرند و برپا دارندگان نمازند و از آنچه روزیشان داده‌ایم انفاق مى‌کنند///همانان که چون [نام‌] خدا یاد شود، دلهایشان خشیت یابد و [آنان که‌] بر هر چه برسرشان آید صبر پیشه‌گانند و برپا دارندگان نمازند، و از آنچه روزیشان داده‌ایم انفاق مى‌کنند.///همانان که هرگاه نام خدا برده شود، دل‌هایشان [از خوف خداوند] مى‌لرزد، و بر آنچه [از سختى‌ها] به آنان مى‌رسد، شکیبایند. و برپاکنندگان نمازند، و از آنچه به آنان روزى داده‌ایم، انفاق مى‌کنند.///آنهایی که چون یاد خدا شود دلهاشان هراسان شود و (در راه او) هر چه مصیبت بینند صبور باشند و نماز به پا دارند و از آنچه روزیشان کردیم انفاق کنند.///همان کسانی که چون یاد خدا به میان آید، دلهایشان خشیت گیرد، و نیز کسانی که بر مصائبشان شکیبایی می‌ورزند، و برپا دارندگان نماز و کسانی که از آنچه روزیشان داده‌ایم می‌بخشند///همانها که چون نام خدا برده می‌شود، دلهایشان پر از خوف (پروردگار) می‌گردد؛ و شکیبایان در برابر مصیبتهایی که به آنان می‌رسد؛ و آنها که نماز را برپا می‌دارند، و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم انفاق می‌کنند.///آنان که هر گاه یاد شود خدا بترسد دلهاشان و شکیبایان بر آنچه رسدشان و بپادارندگان نماز و از آنچه روزیشان دادیم ببخشند///کسانی (را) که چون خدا یاد شود، دل‌هایشان (از عظمتش) هراس یابد، و (آنان که) برهر چه بر سرشان آید صبر پیشگانند، و (نیز) کسانی (که) بر پا دارندگان نمازند و از آنچه روزیشان داده‌ایم انفاق می‌کنند. quran_en_fa The sacrificial camels we have made for you as among the symbols from Allah: in them is (much) good for you: then pronounce the name of Allah over them as they line up (for sacrifice): when they are down on their sides (after slaughter), eat ye thereof, and feed such as (beg not but) live in contentment, and such as beg with due humility: thus have We made animals subject to you, that ye may be grateful. شتران قربانی را برای شما از شعایر خدا قرار دادیم، برای شما در آنها سودی [مانند سواری گرفتن و تغذیه از شیر و گوشت آنها] ست؛ در حالی که به نظم در خط مستقیم ایستاده‌اند، نام خدا را [هنگام نحر کردنشان] بر آنها ذکر کنید، و زمانی که [بی جان] به پهلو در افتاده‌اند، از آنها بخورید و به تهیدستانی که اهل درخواست کردن نیستند و فقیرانی که اهل درخواست کردن هستند، بخورانید. این گونه آنها را برای شما رام و مسخر کردیم تا سپاس گزاری کنید.///شتران قربانی را برای شما از شعایر خدا قرار دادیم، برای شما در آنها سودی [مانند سواری گرفتن و تغذیه از شیر و گوشت آنها] ست؛ در حالی که به نظم در خط مستقیم ایستاده‌اند، نام خدا را [هنگام نحر کردنشان] بر آنها ذکر کنید، و زمانی که [بی جان] به پهلو در افتاده‌اند، از آنها بخورید و به تهیدستانی که اهل درخواست کردن نیستند و فقیرانی که اهل درخواست کردن هستند، بخورانید. این گونه آنها را برای شما رام و مسخر کردیم تا سپاس گزاری کنید.///شتران قربانى را براى شما از شعایر خدا قرار دادیم. شما را در آن خیرى است. و همچنان که بر پاى ایستاده‌اند نام خدا را بر آنها بخوانید و چون پهلویشان بر زمین رسید از آنها بخورید و فقیران قانع و گدایان را اطعام کنید. اینها را براى شما رام کردیم. باشد که سپاسگزارى کنید.///و [قربانى‌] شتران فربه را براى شما از جمله شعائر خدا قرار دادیم، در آنها براى شما خیر است. پس نام خدا را بر [ذبح‌] آنها در حالى که ایستاده‌اند ببرید، و چون به پهلو افتادند [و جان دادند] از آنها بخورید و فقیر قانع و فقیر سائل را اطعام کنید. این گونه آ///و شتران فربه را براى شما از [جمله‌] شعایر خدا قرار دادیم: در آنها براى شما خیر است. پس نام خدا را بر آنها -در حالى که برپاى ایستاده‌اند- ببرید و چون به پهلو درغلتیدند از آنها بخورید و به تنگدست [سائل‌] و به بینوا [ى غیر سائل] بخورانید. این گونه آنها را براى شما رام کردیم، امید که شکرگزار باشید.///و شترهاى چاق را براى شما از شعائر الهى قرار دادیم. در آنها براى شما خیر [و برکت] است. پس در حالى که [براى قربانى] در صف ایستاده‌اند، نام خدا را بر آنها ببرید، پس چون به پهلو افتادند [و جان دادند]، از آنها بخورید. و به [نیازمندان] قانع و [فقیران] درخواست‌کننده بخورانید، این‌گونه دام‌هاى قربانى را براى شما [رام و] مسخر کردیم، شاید سپاسگزارى کنید.///و (نحر) شتران فربه را برای شما از شعائر خدا (و احکام حج) مقرر داشتیم که در آن قربانی شما را خیر و صلاح است، پس هنگام ذبح آنها تا برپا ایستاده‌اند نام خدا را یاد کنید و چون پهلوشان به زمین افتد (و نحر کامل شوند) از گوشت آنها تناول نموده و به فقیر وسائل هم اطعام کنید. ما این چنین این بهائم را مسخر و مطیع شما ساختیم تا شکر (نعمتهای ما را) به جای آرید.///و [قربانی‌] شتران درشت اندام را برای شما از شعائر الهی گردانده‌ایم، برای شما در آن خیری هست، پس در حالی که به صف و برپا ایستاده‌اند، نام خداوند را بر آنها ببرید [و قربانی کنید] و چون پهلوهایشان به خاک رسید [و بدنشان سرد شد] از آن بخورید، و به فقیر غیر سائل و سائل نیز بخورانید، بدین‌سان آنها را برای شما رام کرده‌ایم، باشد که سپاس بگزارید///و شترهای چاق و فربه را (در مراسم حج) برای شما از شعائر الهی قرار دادیم؛ در آنها برای شما خیر و برکت است؛ نام خدا را (هنگام قربانی کردن) در حالی که به صف ایستاده‌اند بر آنها ببرید؛ و هنگامی که پهلوهایشان آرام گرفت (و جان دادند)، از گوشت آنها بخورید، و مستمندان قانع و فقیران را نیز از آن اطعام کنید! این گونه ما آنها را مسخرتان ساختیم، تا شکر خدا را بجا آورید.///و اشتران فربه (قربانی) گردانیدیم آنها را برای شما از شعارهای خدا شما را است در آنها خوبیی پس ببرید نام خدا را بر آنها صف‌آرندگان تا گاهی که بیفتد پهلوهای آنها بخورید از آنها و بخورانید بینوا و دریوزه را بدینسان رام گردانیدیمشان برای شما شاید شما سپاسگزارید///و شتران درشت اندام را برای شما از (جمله‌ی) شعائر [: بلندگوهای دین] خدا قرار دادیم- در آنها برای شما خیری است- پس نام خدا را بر آنها - در حالی که صف اندر صف‌اند - یاد کنید، و چون به پهلوهاشان فروافتادند از آنها بخورید و به قناعت‌پیشه و (به) عابری بسیار مستمند (که چشم‌داشت هم دارد) بخورانید. این‌گونه آنها را برای شما رام کردیم، شاید شما شکرگزارید. quran_en_fa It is not their meat nor their blood, that reaches Allah: it is your piety that reaches Him: He has thus made them subject to you, that ye may glorify Allah for His Guidance to you and proclaim the good news to all who do right. هرگز گوشت هایشان وخون هایشان به خدا نمی‌رسد، بلکه تقوای شما به او می‌رسد. این گونه آنها را برای شما رام و مسخر کرد تا خدا را به [شکرانه] اینکه هدایتتان کرد به بزرگی یاد کنید؛ و نیکوکاران را [به لطف و رحمت خدا] مژده ده.///هرگز گوشت هایشان وخون هایشان به خدا نمی‌رسد، بلکه تقوای شما به او می‌رسد. این گونه آنها را برای شما رام و مسخر کرد تا خدا را به [شکرانه] اینکه هدایتتان کرد به بزرگی یاد کنید؛ و نیکوکاران را [به لطف و رحمت خدا] مژده ده.///گوشت و خون این شتران به خدا نمى‌رسد. آنچه به او مى‌رسد پرهیزگارى شماست. همچنین آنها را رام شما ساخت تا خدا را به شکرانه آنکه هدایتتان کرده است، به بزرگى یاد کنید. و نیکوکاران را بشارت ده.///هرگز گوشت و خون آنها به خدا نخواهد رسید و لیکن تقواى شماست که به او مى‌رسد. این گونه آنها را مسخر شما کرد تا خدا را به خاطر آن که هدایتتان نموده به بزرگى یاد کنید. و نیکوکاران را مژده ده///هرگز [نه‌] گوشتهاى آنها و نه خونهایشان به خدا نخواهد رسید، ولى [این‌] تقواى شماست که به او مى‌رسد. این گونه [خداوند] آنها را براى شما رام کرد، تا خدا را به پاس آنکه شما را هدایت نموده به بزرگى یاد کنید، و نیکوکاران را مژده ده.///هرگز گوشت و خون حیوانات قربانى، به خداوند نمى‌رسد؛ بلکه آنچه از طرف شما به او مى‌رسد، تقواست. این‌گونه خداوند حیوانات را براى شما مسخر نمود، تا خدا را به خاطر آن که شما را هدایت کرده است، به بزرگى یاد کنید. و نیکوکاران را مژده بده!///(بدانید که) هرگز گوشت و خون این قربانیها نزد خدا (به درجه قبول) نمی‌رسد لیکن تقوای شماست که به (پیشگاه قبول) او خواهد رسید. این چنین این بهایم را مسخر شما ساخته تا خدا را به پاس آنکه شما را هدایت فرمود تکبیر و تسبیح گویید (و شکر نعمتش به جای آرید) و تو (ای رسول) نیکوکاران را (به سعادت ابد) بشارت ده.///گوشتهای آنها و خونهایشان هرگز به خداوند نمی‌رسد، بلکه پرهیزگاری شما به رضای او نایل می‌گردد، بدین‌سان آنها را برای شما رام کرده‌ایم تا خداوند را به خاطر آنکه راهنمایی‌تان کرده است، تکبیر گویید، و به نیکوکاران بشارت ده‌///نه گوشتها و نه خونهای آنها، هرگز به خدا نمی‌رسد. آنچه به او می‌رسد، تقوا و پرهیزگاری شماست. این گونه خداوند آنها را مسخر شما ساخته، تا او را بخاطر آنکه شما را هدایت کرده است بزرگ بشمرید؛ و بشارت ده نیکوکاران را!///هرگز نرسد خدا را گوشتها و نه خونهای آنها و لیکن رسدش پرهیزکاری از شما بدینگونه رام کردیم آنها را برای شما تا بزرگ شمرید خدا را بر آنچه راهبریتان کرد و بشارت ده نیکوکاران‌///هرگز نه گوشت‌هایشان و نه خون‌هایشان به خدا نرسد ولی (این) تقوای شماست که به او می‌رسد. این‌گونه (خدا) آنها را برای شما رام کرد، تا خدا را به پاس آنکه شما را هدایت نموده بزرگ دارید. و نیکوکاران را مژده ده. quran_en_fa Verily Allah will defend (from ill) those who believe: verily, Allah loveth not any that is a traitor to faith, or show ingratitude. مسلما خدا از مؤمنان دفاع می‌کند، قطعا خدا هیچ خیانت کار ناسپاسی را دوست ندارد.///مسلما خدا از مؤمنان دفاع می‌کند، قطعا خدا هیچ خیانت کار ناسپاسی را دوست ندارد.///خدا از کسانى که ایمان آورده‌اند دفاع مى‌کند، و خدا خیانتکاران ناسپاس را دوست ندارد.///قطعا خداوند از کسانى که ایمان آورده‌اند دفاع مى‌کند [زیرا] خدا هیچ خیانتکار کفر پیشه‌اى را دوست ندارد///قطعا خداوند از کسانى که ایمان آورده‌اند دفاع مى‌کند، زیرا خدا هیچ خیانتکار ناسپاسى را دوست ندارد.///قطعا خداوند از کسانى که ایمان آورده‌اند، دفاع مى‌کند. بى‌شک خداوند هیچ خیانتکار ناسپاسى را دوست ندارد.///خدا مؤمنان را از هر مکر و شر دشمن نگاه می‌دارد، که خدا هرگز خیانتکار کافر ناسپاس را دوست نمی‌دارد.///بی‌گمان خداوند از مؤمنان دفاع می‌کند، بی‌گمان خداوند هیچ خیانتگر ناسپاسی را دوست ندارد///خداوند از کسانی که ایمان آورده‌اند دفاع می‌کند؛ خداوند هیچ خیانتکار ناسپاسی را دوست ندارد!///همانا خدا دفاع کند از آنان که ایمان آوردند همانا خدا دوست ندارد هر خیانتکار ناسپاسی را///همواره خدا از کسانی که ایمان آورده‌اند دفاع می‌کند، زیرا خدا هیچ خیانت‌پیشه‌ای بس کافر (یا) کفران‌کننده‌ای بس ناسپاس را دوست نمی‌دارد. quran_en_fa To those against whom war is made, permission is given (to fight), because they are wronged;- and verily, Allah is most powerful for their aid;- به کسانی که [ستمکارانه] مورد جنگ و هجوم قرار می‌گیرند، چون به آنان ستم شده اذن جنگ داده شده، مسلما خدا بر یاری دادن آنان تواناست.///به کسانی که [ستمکارانه] مورد جنگ و هجوم قرار می‌گیرند، چون به آنان ستم شده اذن جنگ داده شده، مسلما خدا بر یاری دادن آنان تواناست.///به کسانى که به جنگ بر سرشان تاخت آورده‌اند و مورد ستم قرار گرفته‌اند، رخصت داده شد و خدا بر پیروز گردانیدنشان تواناست.///به کسانى که جنگ بر آنها تحمیل شده اذن [جهاد] داده شده است، چرا که مورد ظلم قرار گرفته‌اند، و البته خدا بر نصرت آنها تواناست///به کسانى که جنگ بر آنان تحمیل شده، رخصت [جهاد] داده شده است، چرا که مورد ظلم قرار گرفته‌اند، و البته خدا بر پیروزى آنان سخت تواناست.///به کسانى که مظلومانه مورد تهاجم و کشتار قرار گرفته‌اند، اجازه‌ی دفاع و جهاد داده شده است. و البته خداوند بر یارى آنان تواناست.///به مسلمانان که مورد قتل (و غارت) قرار گرفته‌اند رخصت (جنگ با دشمنان) داده شد، زیرا آنها از دشمن سخت ستم کشیدند و همانا خدا بر یاری آنها قادر است.///به کسانی [از مؤمنان‌] که [مشرکان‌] با آنان کارزار کرده‌اند، رخصت جهاد داده شده است، چرا که ستم دیده‌اند، و خداوند بر یاری دادن آنان تواناست‌///به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل گردیده، اجازه جهاد داده شده است؛ چرا که مورد ستم قرار گرفته‌اند؛ و خدا بر یاری آنها تواناست.///رخصت داده شد (یا اعلام شد) بدانان که پیکار می‌شوند که ستم شدند و همانا خدا است بر یاری آنان توانا///برای کسانی که کشتار می‌شوند، اجازه (ی کشتار) داده شده، چه آنکه همواره ستم دیده‌اند و البته خدا بر یاری آنان بی‌گمان بس تواناست. quran_en_fa (They are) those who have been expelled from their homes in defiance of right,- (for no cause) except that they say, "our Lord is Allah". Did not Allah check one set of people by means of another, there would surely have been pulled down monasteries, churches, synagogues, and mosques, in which the name of Allah is commemorated in abundant measure. Allah will certainly aid those who aid his (cause);- for verily Allah is full of Strength, Exalted in Might, (able to enforce His Will). همانان که به ناحق از خانه هایشان اخراج شدند [و گناه و جرمی نداشتند] جز اینکه می‌گفتند: پروردگار ما خداست و اگر خدا برخی از مردم را به وسیله برخی دیگر دفع نمی‌کرد، همانا صومعه‌ها و کلیساها و کنیسه‌ها و مسجدهایی که در آنها بسیار نام خدا ذکر می‌شود به شدت ویران می‌شدند؛ و قطعا خدا به کسانی که [دین] او را یاری می‌دهند یاری می‌رساند؛ مسلما خدا نیرومند و توانای شکست ناپذیر است.///همانان که به ناحق از خانه هایشان اخراج شدند [و گناه و جرمی نداشتند] جز اینکه می‌گفتند: پروردگار ما خداست و اگر خدا برخی از مردم را به وسیله برخی دیگر دفع نمی‌کرد، همانا صومعه‌ها و کلیساها و کنیسه‌ها و مسجدهایی که در آنها بسیار نام خدا ذکر می‌شود به شدت ویران می‌شدند؛ و قطعا خدا به کسانی که [دین] او را یاری می‌دهند یاری می‌رساند؛ مسلما خدا نیرومند و توانای شکست ناپذیر است.///آنهایى که به ناحق از دیارشان رانده شده‌اند جز آن بود که مى‌گفتند: پروردگار ما خداى یکتاست؟ و اگر خدا بعضى را به وسیله بعضى دیگر دفع نکرده بود، دیرها و کلیساها و کنشتها و مسجدهایى که نام خدا به فراوانى در آن برده مى‌شود ویران مى‌گردید. و خدا هر کس را که یاریش کند، یارى مى‌کند و خدا توانا و پیروزمند است.///کسانى که به ناحق از خانه‌هایشان بیرون رانده شدند، چرا که مى‌گفتند: پروردگار ما خداست. و اگر خدا بعضى از مردم را با بعضى دیگر دفع نمى‌کرد، صومعه‌ها و کلیساها و کنیسه‌ها و مساجدى که نام خدا در آنها بسیار ذکر مى‌شود سخت ویران مى‌شد، و قطعا خدا به کسى ک///همان کسانى که بناحق از خانه‌هایشان بیرون رانده شدند. [آنها گناهى نداشتند] جز اینکه مى‌گفتند: «پروردگار ما خداست» و اگر خدا بعضى از مردم را با بعض دیگر دفع نمى‌کرد، صومعه‌ها و کلیساها و کنیسه‌ها و مساجدى که نام خدا در آنها بسیار برده مى‌شود، سخت ویران مى‌شد، و قطعا خدا به کسى که [دین‌] او را یارى مى‌کند، یارى مى‌دهد، چرا که خدا سخت نیرومند شکست‌ناپذیر است.///کسانى که به ناحق از خانه و کاشانه‌ى خود رانده شدند [و گناهى نداشتند،] جز این که مى‌گفتند: «پروردگار ما خداى یکتاست.» و اگر خداوند بعضى از مردم را به وسیله‌ى بعضى دیگر دفع نمی‌کرد، صومعه‌ها و کنیسه‌ها و کلیساها و مساجدى که نام خداوند در آنها بسیار برده مى‌شود، ویران مى‌گردید. و قطعا خداوند کسى که [دین] او را یارى کند، یارى مى‌دهد. همانا خداوند نیرومند شکست‌ناپذیر است.///آن مؤمنانی که به ناحق از خانه‌هاشان آواره شده (و جرمی نداشتند) جز آنکه می‌گفتند: پروردگار ما خدای یکتاست. و اگر خدا (رخصت جنگ ندهد و) دفع شر بعضی از مردم را به بعض دیگر نکند همانا صومعه‌ها و دیرها و کنشت‌ها و مساجدی که در آن (نماز و) ذکر خدا بسیار می‌شود همه خراب و ویران شود. و هر که خدا را یاری کند البته خدا او را یاری خواهد کرد، که خدا را منتهای اقتدار و توانایی است.///همان کسانی که از خانه و کاشانه‌شان به ناحق رانده شده‌اند، و جز این نبوده که گفته‌اند خداوند پروردگار ماست، و اگر خداوند بعضی از مردم را به دست بعضی دیگر دفع نمی‌کرد، هم صومعه‌های راهبان و هم معابد [مسیحیان‌] و هم عبادتگاهها [ی یهودیان‌] و هم مساجد [مسلمانان‌] که نام خداوند در آنها بسیار یاد می‌شود، ویران می‌گردید، و خداوند هرکس را که دینش را یاری کند، یاری می‌دهد، که خداوند توانای پیروزمند است‌///همانها که از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اینکه می‌گفتند: «پروردگار ما، خدای یکتاست!» و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه‌ها، و معابد یهود و نصارا، و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می‌شود، ویران می‌گردد! و خداوند کسانی را که یاری او کنند (و از آیینش دفاع نمایند) یاری می‌کند؛ خداوند قوی و شکست ناپذیر است.///آنان که برون رانده شدند از خانه‌های خود به ناحق‌ جز آنکه می‌گفتند پروردگار ما خدا است و اگر نبود دورساختن خدا مردم را گروهی با گروهی همانا ویران می‌شدند پرستشگاه‌ها و کلیساها و نمازها و مسجدهائی که برده شود در آنها نام خدا بسیار و البته یاری کند خدا هر که را یاریش کند همانا خدا است توانای عزتمند///کسانی که به ناحق از خانه‌هایشان بیرون رانده شدند، و (گناهی نداشتند) جز اینکه گویند: «پروردگار ما خداست‌.» و اگر خدا (زیان) بعضی از مردم را به وسیله‌ی بعضی دیگر دفع نمی‌کرد، جایگاه عبادت مسیحیان و یهودیان و نمازها و نمازخانه‌ها (ی مسلمانان) که نام خدا در آنها بسیار برده می‌شود، سخت ویران می‌شد. و همواره خدا به کسی که (دین) او را یاری می‌کند بی‌گمان یاری می‌دهد. به‌راستی خدا بسی نیرومند و کانون عزت است. quran_en_fa (They are) those who, if We establish them in the land, establish regular prayer and give regular charity, enjoin the right and forbid wrong: with Allah rests the end (and decision) of (all) affairs. همانان که اگر آنان را در زمین قدرت و تمکن دهیم، نماز را برپا می‌دارند، و زکات می‌پردازند، و مردم را به کارهای پسندیده وا می‌دارند و از کارهای زشت بازمی دارند؛ و عاقبت همه کارها فقط در اختیار خداست.///همانان که اگر آنان را در زمین قدرت و تمکن دهیم، نماز را برپا می‌دارند، و زکات می‌پردازند، و مردم را به کارهای پسندیده وا می‌دارند و از کارهای زشت بازمی دارند؛ و عاقبت همه کارها فقط در اختیار خداست.///همان کسان که اگر در زمین مکانتشان دهیم نماز مى‌گزارند و زکات مى‌دهند و امر به معروف و نهى از منکر مى‌کنند. و سرانجام همه کارها با خداست.///کسانى که چون در زمین به آنها توانایى دهیم نماز برپا مى‌دارند و زکات مى‌دهند و امر به معروف و نهى از منکر مى‌کنند، و سر انجام همه کارها با خداست///همان کسانى که چون در زمین به آنان توانایى دهیم، نماز برپا مى‌دارند و زکات مى‌دهند و به کارهاى پسندیده وامى‌دارند، و از کارهاى ناپسند باز مى‌دارند، و فرجام همه کارها از آن خداست.///همانان که اگر آنان را در زمین به قدرت برسانیم، نماز برپا مى‌دارند و زکات مى‌دهند و [دیگران را] به خوبى دعوت مى‌کنند و از بدى بازمى‌دارند. و پایان کارها با خداوند است.///(آنان که خدا را یاری می‌کنند) آنهایی هستند که اگر در روی زمین به آنان اقتدار و تمکین دهیم نماز به پا می‌دارند و زکات می‌دهند و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و (از هیچ کس جز خدا نمی‌ترسند چون می‌دانند که) عاقبت کارها به دست خداست.///کسانی که چون در این سرزمین توانایشان دهیم، نماز را برپا می‌دارند و زکات را می‌پردازند، و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند، و سرانجام کارها با خداوند است‌///همان کسانی که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می‌دارند، و زکات می‌دهند، و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند، و پایان همه کارها از آن خداست!///آنان که اگر فرمانروائیشان دهیم در زمین بپای دارند نماز را و بدهند زکات را و فرمان رانند به خوبی و بازدارند از بدی و برای خدا است فرجام کارها///همان کسانی که چون در زمین به آنان توان و امکان دهیم، نماز را (به شایستگی) بر پا می‌دارند و زکات می‌دهند و (مکلفان را) به کارهای پسندیده وامی‌دارند و از کارهای ناپسند بازمی‌دارند. و فرجام همه‌ی امور تنها از آن خداست. quran_en_fa If they treat thy (mission) as false, so did the peoples before them (with their prophets),- the People of Noah, and 'Ad and Thamud; و اگر تو را تکذیب می‌کنند [کار جدیدی نیست] پیش از اینان قوم نوح و عاد و ثمود هم [پیامبرانشان را] تکذیب کردند.///و اگر تو را تکذیب می‌کنند [کار جدیدی نیست] پیش از اینان قوم نوح و عاد و ثمود هم [پیامبرانشان را] تکذیب کردند.///اگر اینان تو را تکذیب کرده‌اند، پیش از آنها قوم نوح و عاد و ثمود نیز تکذیب کرده‌اند،///و اگر تو را تکذیب کنند، البته پیش از آنها قوم نوح و عاد و ثمود نیز [پیامبران خود را] تکذیب کردند///و اگر تو را تکذیب کنند، قطعا پیش از آنان قوم نوح و عاد و ثمود [نیز] به تکذیب پرداختند.///و [اى پیامبر!] اگر تو را تکذیب مى‌کنند، قوم نوح و عاد و ثمود نیز که پیش از اینها بودند، [پیامبران را] تکذیب کردند.///و اگر کافران امت، تو را تکذیب کنند (افسرده خاطر مباش که) پیش از اینان قوم نوح و عاد و ثمود نیز (رسولان حق را) تکذیب کردند.///و اگر تو را دروغگو انگاشتند بدان که قوم نوح و عاد و ثمود هم [پیامبرانشان را] دروغگو انگاشتند///اگر تو را تکذیب کنند، (امر تازه‌ای نیست؛) پیش از آنها قوم نوح و عاد و ثمود (پیامبرانشان را) تکذیب کردند.///و اگر به دروغ گیرندت همانا به دروغ گرفتید پیش از ایشان قوم نوح و عاد و ثمود///و اگر تو را تکذیب می‌کنند، پس بی‌گمان پیش از آنان (نیز) قوم نوح و عاد و ثمود (هم پیامبران را) تکذیب کردند. quran_en_fa Those of Abraham and Lut; و [نیز] قوم ابراهیم وقوم لوط،///و [نیز] قوم ابراهیم وقوم لوط،///و نیز قوم ابراهیم و قوم لوط،///و نیز قوم ابراهیم و قوم لوط///و [نیز] قوم ابراهیم و قوم لوط.///و قوم ابراهیم و لوط،///و همچنین قوم ابراهیم و قوم لوط.///همچنین قوم ابراهیم و قوم لوط///و همچنین قوم ابراهیم و قوم لوط؛///و قوم ابراهیم و قوم لوط///و (نیز) قوم ابراهیم و قوم لوط. quran_en_fa And the Companions of the Madyan People; and Moses was rejected (in the same way). But I granted respite to the Unbelievers, and (only) after that did I punish them: but how (terrible) was my rejection (of them)! و [هم چنین] اهل مدین؛ و موسی هم تکذیب شد. پس کافران را مهلت دادم، سپس آنان را [به عذابی سخت] گرفتم، پس [بنگر که] کیفر و انتقام من [نسبت به آنان] چگونه بود؟///و [هم چنین] اهل مدین؛ و موسی هم تکذیب شد. پس کافران را مهلت دادم، سپس آنان را [به عذابی سخت] گرفتم، پس [بنگر که] کیفر و انتقام من [نسبت به آنان] چگونه بود؟///و مردم مدین. و موسى نیز تکذیب گردید. من به کافران مهلت دادم، آنگاه آنها را فروگرفتم. و عقوبت من چگونه بود؟///و همچنین اهل مدین و موسى نیز تکذیب شد پس کافران را مهلت دادم، سپس گریبان آنها را گرفتم [بنگر] عقوبت من چگونه بود///و [همچنین‌] اهل مدین. و موسى تکذیب شد، پس کافران را مهلت دادم، سپس [گریبان‌] آنها را گرفتم. بنگر، عذاب من چگونه بود؟///و مردم مدین، [نیز پیامبرشان را تکذیب کردند،] و موسى [نیز از سوى فرعونیان] تکذیب شد، پس به کافران مهلت دادم [تا آن که] آنان را [به قهر] گرفتم. [دیدى] چگونه [کار آنها را] انکار کردم؟!///و نیز (قوم شعیب) اصحاب مدین (همه رسولان خود را تکذیب نمودند) و موسی نیز تکذیب شد و من هم کافران را (برای امتحان) مهلت دادم سپس آنها را (به عقوبت) گرفتم، و چقدر مؤاخذه و عقاب من (بر کافران) سخت است!///و اهل مدین، و نیز موسی با تکذیب مواجه شد، آنگاه به کافران مهلت و میدان دادم، سپس فروگرفتمشان، بنگر که عقاب من چگونه بوده است‌///و اصحاب مدین (قوم شعیب)؛ و نیز موسی (از سوی فرعونیان) تکذیب شد؛ اما من به کافران مهلت دادم، سپس آنها را مجازات کردم. دیدی چگونه (عمل آنها را) انکار نمودم (و چگونه به آنان پاسخ گفتم)؟!///و یاران مدین و دروغگو شمرده شد موسی پس مهلت دادم به کافران سپس گرفتم ایشان را پس چگونه بود برابری کردن و انتقام من‌///و (همچنین) اصحاب مدین (تکذیب کردند) و موسی سخت تکذیب شد. پس برای کافران مهلت دادم، سپس (گریبان) آنان را بر گرفتم. پس (بنگر،) انکار (و انگار) ما چگونه بود؟ quran_en_fa How many populations have We destroyed, which were given to wrong-doing? They tumbled down on their roofs. And how many wells are lying idle and neglected, and castles lofty and well-built? و چه بسیار شهرها را در حالی که اهلش ستمکار بودند، هلاک کردیم، پس [به سبب نزول عذاب سقف‌های خانه هایشان خراب شده و دیوارهایشان بر] سقف‌ها فرو ریخته است و [چه بسیار] چاه‌های پر آب [که به سبب نابود شدن مالکانش] متروک افتاده و کاخ‌ها و قصرهای برافراشته [ومحکمی که بی ساکن و بی صاحب مانده است.]///و چه بسیار شهرها را در حالی که اهلش ستمکار بودند، هلاک کردیم، پس [به سبب نزول عذاب سقف‌های خانه هایشان خراب شده و دیوارهایشان بر] سقف‌ها فرو ریخته است و [چه بسیار] چاه‌های پر آب [که به سبب نابود شدن مالکانش] متروک افتاده و کاخ‌ها و قصرهای برافراشته [ومحکمی که بی ساکن و بی صاحب مانده است.]///چه بسیار قریه‌هایى ستم پیشه را هلاک کردیم و سقفهایشان فروریخت و چه بسیار چاه‌ها که بیکاره ماند و قصرهاى رفیع گچکارى شده، بى‌صاحب.///و چه بسیار شهرها را که ستمکار بودند هلاکشان کردیم، و اینک آن شهرها بر سقف‌هایش فرو ریخته است، و بسا چاه‌هاى آب که رها شده و قصرهاى افراشته [که بى‌صاحب مانده‌اند]///و چه بسیار شهرها را -که ستمکار بودند- هلاکشان کردیم و [اینک‌] آن [شهرها] سقفهایش فرو ریخته است، و [چه بسیار] چاههاى متروک و کوشکهاى افراشته را.///پس چه بسیار آبادى‌هایى که آنها را نابود کردیم و [مردمش] ستمگر بودند، سقف‌هایش فروریخت. و [چه بسیار] چاه [پر آب،] متروک مانده، و کاخ‌هاى برافراشته [که بى‌ساکن است.]///پس چه بسیار شهر و دیاری که ما اهلش را در آن حال که به ظلم و ستم مشغول بودند به خاک هلاک نشاندیم و اینک آن شهرها از بنیاد ویران است و چه چاه و قناتهای آب که معطل بماند و چه قصرهای عالی بی‌صاحب گشت.///و چه بسیار شهرها را که چون [مردمش‌] ستمکار بود، نابود کردیم، و سقفها و دیوارهایش فروریخته است، و چه بسیار چاها که بی‌رونق مانده، و نیز چه بسیار قصر استوار و سر به فلک کشیده‌///چه بسیار شهرها و آبادیهایی که آنها را نابود و هلاک کردیم در حالی که (مردمش) ستمگر بودند، بگونه‌ای که بر سقفهای خود فروریخت! (نخست سقفها ویران گشت؛ و بعد دیوارها بر روی سقفها!) و چه بسیار چاه پر آب که بی‌صاحب ماند؛ و چه بسیار قصرهای محکم و مرتفع!///و بسا شهری که نابودش کردیم و او است ستمگر پس آن است فرود آمده بر پایه‌های خود و چاهی ویران و کاخی افراشته‌///پس چه بسیار از مجتمعاتی را که در حال ستمکاریشان هلاکشان کردیم. در نتیجه سقف‌های جایگاه‌هایشان زیر و زبر شد و (بسا) چاهی متروک و قصری سخت‌بنیان و افراشته را (نیز ویران کردیم). quran_en_fa Do they not travel through the land, so that their hearts (and minds) may thus learn wisdom and their ears may thus learn to hear? Truly it is not their eyes that are blind, but their hearts which are in their breasts. آیا در زمین گردش نکرده‌اند تا برای آنان دل هایی [بیدار و بینا] پیدا شود که با آن بیندیشند یا گوش هایی که با آن [اندرزها را] بشنوند؟ حقیقت این است که دیده‌ها کور نیست بلکه دل هایی که در سینه هاست، کور است!///آیا در زمین گردش نکرده‌اند تا برای آنان دل هایی [بیدار و بینا] پیدا شود که با آن بیندیشند یا گوش هایی که با آن [اندرزها را] بشنوند؟ حقیقت این است که دیده‌ها کور نیست بلکه دل هایی که در سینه هاست، کور است!///آیا در زمین سیر نمى‌کنند تا صاحب دلهایى گردند که بدان تعقل کنند و گوشهایى که بدان بشنوند؟ زیرا چشمها نیستند که کور مى‌شوند، بلکه دلهایى که در سینه‌ها جاى دارند کور باشند.///آیا در زمین گردش نکردند تا صاحب دل‌هایى شوند که با آن بیندیشند یا گوش‌هایى که با آن بشنوند؟ در حقیقت چشم‌ها کور نمى‌شود، و لیکن دل‌هایى که در سینه‌هاست کور مى‌شود///آیا در زمین گردش نکرده‌اند، تا دلهایى داشته باشند که با آن بیندیشند یا گوشهایى که با آن بشنوند؟ در حقیقت، چشمها کور نیست لیکن دلهایى که در سینه‌هاست کور است.///آیا در زمین نگشته‌اند تا براى آنان دل‌هایى پیدا شود که با آن بیندیشند [و حقیقت را بفهمند]؟ یا گوش‌هایى که با آن [حقیقت را] بشنوند؟ البته چشم‌هاى آنان کور نیست، لکن دل‌هایى که در سینه دارند، نابیناست.///آیا (این کافران) در روی زمین به سیر و تماشا نرفتند تا دلهاشان بینش و هوش یابد و گوششان به حقیقت شنوا گردد؟ که (این کافران را) چشمهای سر گرچه کور نیست لیکن چشم باطن و دیده دلها کور است.///آیا در زمین گردش نکرده‌اند تا دلهایی داشته باشند که با آن بیندیشند یا گوشهایی که با آن [حق را] بشنوند، آری [فقط] دیدگان نیست که نابینا می‌شود، بلکه دلهایی که در سینه‌ها هست هم نابینا می‌گردد///آیا آنان در زمین سیر نکردند، تا دلهایی داشته باشند که حقیقت را با آن درک کنند؛ یا گوشهای شنوایی که با آن (ندای حق را) بشنوند؟! چرا که چشمهای ظاهر نابینا نمی‌شود، بلکه دلهایی که در سینه‌هاست کور می‌شود.///آیا نگشتند در زمین تا باشدشان دلهائی که دریابند بدانها یا گوشهائی که بشنوند بدانها زیرا کور نشوند دیدگان و لیکن کور شوند دلهائی که درون سینه‌ها است‌///پس آیا در زمین گردش نکردند، تا برایشان دل‌هایی باشد که با آنها خردورزی کنند، یا گوش‌هایی که با آنها بشنوند؟ پس بی‌گمان، (این) چشم‌ها نابینا نیست ولی (چشم‌های) دل‌هایی که در سینه‌هاست کور است. quran_en_fa Yet they ask thee to hasten on the Punishment! But Allah will not fail in His Promise. Verily a Day in the sight of thy Lord is like a thousand years of your reckoning. و آنان از تو [از روی مسخره و ریشخند] شتاب در عذاب را درخواست می‌کنند، در حالی که خدا هرگز از وعده‌اش تخلف نمی‌کند؛ و همانا یک روز نزد پروردگارت مانند هزار سال از سال هایی است که شما می‌شمارید [برای او زمان نزدیک، زمان دور، امروز، دیروز، گذشته و آینده مفهومی ندارد؛ بنابراین فاصله زمانی شما با عذاب الهی شما را دچار این پندار نکند که تهدید به عذاب، تهدیدی طولانی و دروغ است.]///و آنان از تو [از روی مسخره و ریشخند] شتاب در عذاب را درخواست می‌کنند، در حالی که خدا هرگز از وعده‌اش تخلف نمی‌کند؛ و همانا یک روز نزد پروردگارت مانند هزار سال از سال هایی است که شما می‌شمارید [برای او زمان نزدیک، زمان دور، امروز، دیروز، گذشته و آینده مفهومی ندارد؛ بنابراین فاصله زمانی شما با عذاب الهی شما را دچار این پندار نکند که تهدید به عذاب، تهدیدی طولانی و دروغ است.]///از تو به شتاب عذاب مى‌طلبند و خدا هرگز وعده خود را خلاف نمى‌کند. و یک روز از روزهاى پروردگار تو برابر با هزار سال است از آن سان که مى‌شمرید.///و از تو تقاضاى تعجیل در عذاب مى‌کنند، با آن که هرگز خدا از وعده‌اش تخلف نمى‌کند، و در حقیقت یک روز [از قیامت‌] نزد پروردگار تو مانند هزار سال است از آنچه مى‌شمارید///و از تو با شتاب تقاضاى عذاب مى‌کنند، با آنکه هرگز خدا وعده‌اش را خلاف نمى کند، و در حقیقت، یک روز [از قیامت‌] نزد پروردگارت مانند هزار سال است از آنچه مى‌شمرید.///و [کافران] از تو مى‌خواهند که در عذاب شتاب ورزى، و خداوند هرگز از وعده‌ى خود تخلف نمى‌کند. و یک روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال [از سال‌هایى] است که شما مى‌شمرید.///و کافران (به سخریه) از تو تقاضای تعجیل در عذاب می‌کنند و هرگز خدا در وعده خود (به عذاب آنان) خلف نخواهد کرد، و همانا یک روز نزد خدا (و از نظر حلم او) چون هزار سال به حساب شماست.///و از تو عذاب را به شتاب می‌خواهند و حال آنکه خداوند هرگز در وعده‌اش خلاف نمی‌کند، و یک روز به حساب پروردگارت برابر با هزار سال است از آن دست که شما می‌شمارید///آنان از تو تقاضای شتاب در عذاب می‌کنند؛ در حالی که خداوند هرگز از وعده خود تخلف نخواهد کرد! و یک روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال از سالهایی است که شما می‌شمرید!///و شتاب خواهند از تو در عذاب و هرگز نشکند خدا وعده خود را و همانا روزی نزد پروردگار تو مانند هزار سال است از آنچه می‌شمرند///و از تو عذاب‌ (شان) را با شتاب می‌طلبند، حال آنکه خدا هرگز وعده‌ی (عذاب) خود را تخلف نمی‌کند. و یک روز (از قیامت) نزد پروردگارت مانند هزار سال است از آنچه بر می‌شمرید. quran_en_fa And to how many populations did I give respite, which were given to wrong-doing? in the end I punished them. To me is the destination (of all). و چه بسا شهرها که به [اهل] آنها در حالی که ستمکار بودند، مهلت دادم، سپس آنان را [به عذابی سخت] گرفتم؛ وبازگشت همه به سوی اوست.///و چه بسا شهرها که به [اهل] آنها در حالی که ستمکار بودند، مهلت دادم، سپس آنان را [به عذابی سخت] گرفتم؛ وبازگشت همه به سوی اوست.///چه بسیار قریه‌هایى را که ستم‌پیشه بودند و من مهلتشان دادم، آنگاه آنها را فروگرفتم. و بازگشت همه نزد من است.///و چه بسیار شهرها که به آنها مهلت دادم در حالى که ستمکار بودند، سپس گرفتارشان کردم، و بازگشت به سوى من است///و چه بسا شهرى که مهلتش دادم، در حالى که ستمکار بود؛ سپس [گریبان‌] آن را گرفتم، و فرجام به سوى من است.///و چه بسیار آبادى‌هایى که به [اهل] آن مهلت دادم، در حالى که ستمگر بودند؛ سپس آن را با قهر خود گرفتم. و بازگشت [همه] به سوى من است.///و بسا شهر و دیاری که به اهلش با آنکه ستمکار بودند مهلت دادم تا روزی آنها را به انتقام گرفتم و بازگشت (خلق) به سوی من است (و هر نیک و بد را جزا خواهم داد).///و چه بسیار [اهل‌] شهرها که به آنان مهلت و میدان دادم در حالی که ستمگر بودند، سپس فروگرفتمشان، و سیر و سرانجام به سوی من است‌///و چه بسیار شهرها و آبادیهایی که به آنها مهلت دادم، در حالی که ستمگر بودند؛ (اما از این مهلت برای اصلاح خویش استفاده نکردند.) سپس آنها را مجازات کردم؛ و بازگشت، تنها بسوی من است!///و بسا شهری که مهلت دادیم بدان حالی که ستمکار بود و سپس گرفتیم آن را و بسوی من است بازگشت‌///و چه بسا از اجتماعاتی که در حال ستمکاریشان برایشان مهلت دادم، سپس (گریبان) ایشان را برگرفتم. و بازگشت (همگان) تنها سوی من است. quran_en_fa Say: "O men! I am (sent) to you only to give a Clear Warning: بگو: ای مردم! من برای شما فقط بیم دهنده‌ای آشکارم.///بگو: ای مردم! من برای شما فقط بیم دهنده‌ای آشکارم.///بگو: اى مردم، من براى شما بیم‌دهنده‌اى آشکارم.///بگو: اى مردم! من براى شما فقط هشدار دهنده‌اى آشکارم///بگو: «اى مردم، من براى شما فقط هشداردهنده‌اى آشکارم.»///[ای پیامبر!] بگو: «اى مردم! من براى شما هشداردهنده‌اى روشنگرم!»///بگو که‌ای مردم، من برای شما رسول ترساننده مشفقی آشکار بیش نیستم.///بگو ای مردم من برای شما هشداردهنده‌ای آشکارم‌///بگو: «ای مردم! من برای شما بیم‌دهنده آشکاری هستم!///بگو ای مردم جز این نیست که منم برای شما ترساننده‌ای آشکار///بگو: «هان ای مردمان! من برای شما تنها هشداردهنده‌ای روشنگرم.» quran_en_fa "Those who believe and work righteousness, for them is forgiveness and a sustenance most generous. پس کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، آمرزش و رزقی نیکو برای آنهاست.///پس کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، آمرزش و رزقی نیکو برای آنهاست.///پس آنان را که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند، آمرزش و رزقى کرامند است.///پس، آنها که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند آمرزش و روزى نیکو براى ایشان خواهد بود///پس آنان که گرویده و کارهاى شایسته کرده‌اند، آمرزش و روزى نیکو براى ایشان خواهد بود.///پس کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته انجام دادند، آمرزش و روزی نیکویی دارند.///پس آنان که ایمان آوردند و نیکوکار گردیدند بر آنها آمرزش حق و رزق با لطف و کرامت عالی است.///بدانید کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند از آمرزش و روزی نیک برخوردارند///آنها که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، آمرزش و روزی پر ارزشی برای آنهاست!///پس آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند برای ایشان است آمرزشی و روزیی گرامی‌///پس کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته (ی ایمانشان) انجام دادند، پوشش و روزی‌ای بس گسترده و با کرامت تنها برای ایشان خواهد بود. quran_en_fa "But those who strive against Our Signs, to frustrate them,- they will be Companions of the Fire." و کسانی که در [باطل کردن و بی اثر نمودن] آیات ما کوشیده‌اند، به گمان آنکه ما را عاجز کنند [تا از دسترس قدرت ما بیرون روند] اهل آتش افروخته‌اند.///و کسانی که در [باطل کردن و بی اثر نمودن] آیات ما کوشیده‌اند، به گمان آنکه ما را عاجز کنند [تا از دسترس قدرت ما بیرون روند] اهل آتش افروخته‌اند.///و آنان که در رد آیات ما مى‌کوشند و مى‌خواهند ما را به عجز آورند، اهل جهنمند.///و کسانى که در [تخریب‌] آیات ما کوشیدند که ما را عاجز کنند، آنها اهل دوزخ‌اند///و کسانى که در [تخطئه‌] آیات ما مى‌کوشند [و به خیال خود] عاجزکنندگان ما هستند، آنان اهل دوزخند.///و کسانى که در [انکار و رد] آیات ما تلاش کردند و چنین پنداشتند که مى‌توانند ما را عاجز کنند، آنان اهل دوزخند.///و آنان که در رد و انکار آیات ما سعی و کوشش کردند تا ما را به زانو درآورند آنها اهل آتش دوزخند.///و کسانی که در [رد و انکار] آیات ما مقابله کنان [و بی‌حاصل‌] می‌کوشند، اینان دوزخی‌اند///و آنها که در (محو) آیات ما تلاش کردند، و چنین می‌پنداشتند که می‌توانند بر اراده حتمی ما غالب شوند، اصحاب دوزخند!»///و آنان که بشتافتند در آیتهای ما به عجزآرندگان آنانند یاران دوزخ‌///و کسانی که در (خدشه‌دار کردن) آیات ما می‌کوشیدند حال آنکه (به گمانشان) با ما دست و پنجه نرم می‌کنند، آنان همراهان آتشی بس سوزانند. quran_en_fa Never did We send a messenger or a prophet before thee, but, when he framed a desire, Satan threw some (vanity) into his desire: but Allah will cancel anything (vain) that Satan throws in, and Allah will confirm (and establish) His Signs: for Allah is full of Knowledge and Wisdom: و پیش از تو هیچ رسول و پیامبری را نفرستادیم مگر آنکه هرگاه آرزو می‌کرد [اهداف پاک و سعادت بخش خود را برای نجات مردم از کفر و شرک پیاده کند] شیطان [برای بازداشتن مردم از پذیرش حق] در برابر آرزویش شبهه و وسوسه می‌انداخت، ولی خدا آنچه را شیطان [از وسوسه‌ها و شبهه‌ها می‌اندازد] می‌زداید و محو می‌کند، سپس آیاتش را محکم و استوار می‌سازد؛ و خدا دانا و حکیم است.///و پیش از تو هیچ رسول و پیامبری را نفرستادیم مگر آنکه هرگاه آرزو می‌کرد [اهداف پاک و سعادت بخش خود را برای نجات مردم از کفر و شرک پیاده کند] شیطان [برای بازداشتن مردم از پذیرش حق] در برابر آرزویش شبهه و وسوسه می‌انداخت، ولی خدا آنچه را شیطان [از وسوسه‌ها و شبهه‌ها می‌اندازد] می‌زداید و محو می‌کند، سپس آیاتش را محکم و استوار می‌سازد؛ و خدا دانا و حکیم است.///ما پیش از تو هیچ رسول یا نبیى را نفرستادیم مگر آنکه چون به خواندن آیات مشغول شد شیطان در سخن او چیزى افکند. و خدا آنچه را که شیطان افکنده بود نسخ کرد، سپس آیات خویش را استوارى بخشید. و خدا دانا و حکیم است.///و پیش از تو نیز هیچ رسول و پیامبرى را نفرستادیم جز این که هرگاه آرزو مى‌کرد [و طرحى براى اهداف رسالت خود مى‌ریخت‌] شیطان در خواسته او القاى [شبهه و یأس‌] مى‌کرد، [اما] خدا آنچه را شیطان القا مى‌کرد محو مى‌گردانید، سپس خدا آیات خود را استوار مى‌ساخت.///و پیش از تو [نیز] هیچ رسول و پیامبرى را نفرستادیم جز اینکه هر گاه چیزى تلاوت مى‌نمود، شیطان در تلاوتش القاى [شبهه‌] مى‌کرد. پس خدا آنچه را شیطان القا مى‌کرد محو مى‌گردانید، سپس خدا آیات خود را استوار مى‌ساخت، و خدا داناى حکیم است.///و پیش از تو هیچ رسول و پیامبرى را نفرستادیم، مگر این که هرگاه آرزو مى‌کرد، [و براى پیشبرد اهداف الهى طرحى مى‌ریخت،] شیطان در [طرح و] آرزوى او [خلل] مى‌افکند؛ اما خداوند هر چه را که شیطان مى‌افکند، از بین مى‌برد، سپس آیات خود را محکم و استوار مى‌سازد. و خداوند آگاه و حکیم است.///و ما پیش از تو هیچ رسول و پیمبری نفرستادیم جز آنکه چون آیاتی (برای هدایت خلق) تلاوت کرد شیطان (جن و انس) در آن آیات الهی القاء دسیسه کرد، آن گاه خدا آنچه شیطان القاء می‌کند محو و نابود می‌سازد سپس آیات خود را محکم و استوار می‌گرداند، و خدا دانا (به حقایق امور) و درستکار (در نظام عالم) است.///و پیش از تو هیچ رسول یا نبی نفرستادیم مگر آنکه چون قرائت [وحی را] آغاز کرد، شیطان در خواندن او اخلال می‌کرد، آنگاه خداوند اثر القای شیطان را می‌زداید، و سپس آیات خویش را استوار می‌دارد و خداوند دانای فرزانه است‌///هیچ پیامبری را پیش از تو نفرستادیم مگر اینکه هرگاه آرزو می‌کرد (و طرحی برای پیشبرد اهداف الهی خود می‌ریخت)، شیطان القائاتی در آن می‌کرد؛ اما خداوند القائات شیطان را از میان می‌برد، سپس آیات خود را استحکام می‌بخشید؛ و خداوند علیم و حکیم است.///و نفرستادیم پیش از تو فرستاده‌ای و نه پیمبری مگر هر گاه آرزو می‌کرد می‌افکند شیطان در آرزوی او پس برمی‌انداخت خدا آنچه را شیطان می‌افکند سپس استوار می‌ساخت خدا آیتهای خویش را و خدا است دانای حکیم‌///و (ما) پیش از تو هیچ رسول و فرستاده‌ی برجسته‌ای را نفرستادیم جز اینکه هر گاه آرزو (ی هدایت مکلفان را) می‌کرد، شیطان در آرزویش القا (ی شبهه) می‌نمود. پس خدا آنچه را شیطان القا می‌نماید محو می‌کند، سپس خدا آیات خود را استوار می‌دارد. و خدا بس دانای حکیم است. quran_en_fa That He may make the suggestions thrown in by Satan, but a trial for those in whose hearts is a disease and who are hardened of heart: verily the wrong-doers are in a schism far (from the Truth): [آزاد گذاشتن شبهه اندازی شیطان] برای این [است] که خدا آنچه را شیطان می‌اندازد برای آنان که در دل هایشان بیماری است و برای سنگدلان وسیله آزمایش قرار دهد؛ و قطعا ستمکاران در دشمنی و ستیزی بسیار دور [نسبت به حق و حقیقت] قرار دارند.///[آزاد گذاشتن شبهه اندازی شیطان] برای این [است] که خدا آنچه را شیطان می‌اندازد برای آنان که در دل هایشان بیماری است و برای سنگدلان وسیله آزمایش قرار دهد؛ و قطعا ستمکاران در دشمنی و ستیزی بسیار دور [نسبت به حق و حقیقت] قرار دارند.///چنین شود، تا آنچه شیطان در سخن او افکنده براى کسانى که در قلبهایشان بیمارى است و نیز سخت‌دلان، آزمایشى باشد، و ستمکاران در اختلافى بزرگ گرفتارند.///تا آنچه را که شیطان القا مى‌کند آزمودنى براى بیماردلان و سنگدلان قرار دهد، و ستمگران در ستیز بزرگى [با حق‌] گرفتارند///تا آنچه را که شیطان القا مى‌کند، براى کسانى که در دلهایشان بیمارى است و [نیز] براى سنگدلان آزمایشى گرداند، و ستمگران در ستیزه‌اى بس دور و درازند.///تا [خداوند،] آنچه را شیطان [در دل‌ها] مى‌افکند، آزمونى قرار دهد براى آنان که در دل‌هایشان [نوعی] بیمارى است، و [نیز] براى سنگ‌دلان. و قطعا ستمگران در جدایى [و ستیزى] دور و درازند.///تا خدا به آن القائات شیطان کسانی را که دلهایشان مبتلا به مرض (نفاق و شک یا کفر) و قساوت است بیازماید (و باطن آنها را پدیدار سازد) و همانا (کافران و) ستمکاران عالم سخت در ستیزه و دشمنی دور (از حق) می‌باشند.///تا [بدین وسیله‌] خداوند القای شیطان را مایه آزمون بیماردلان و سختدلان بگرداند، و بی‌گمان ستمکاران در ستیزه‌ای دور و درازند///هدف این بود که خداوند القای شیطان را آزمونی قرار دهد برای آنها که در دلهایشان بیماری است، و آنها که سنگدلند؛ و ظالمان در عداوت شدید دور از حق قرار گرفته‌اند!///تا بگرداند آنچه را می‌افکند شیطان آزمایشی برای آنان که در دلهاشان بیماری است و سنگین‌دلان و همانا ستمگرانند در دشمنیی دور و دراز///تا آنچه را شیطان القا می‌کند، برای کسانی که در دل‌هایشان بیماری است - و (نیز) برای سنگدلان- آزمایشی آتش‌بار گرداند. و بی‌گمان ستمگران همواره در (ژرفای) جدایی (از حق) و ستیزه‌ای بس دور و درازند. quran_en_fa And that those on whom knowledge has been bestowed may learn that the (Qur'an) is the Truth from thy Lord, and that they may believe therein, and their hearts may be made humbly (open) to it: for verily Allah is the Guide of those who believe, to the Straight Way. و [نیز برای این است] تا کسانی که دانش و آگاهی [دینی] به آنان عطا شده بدانند که [محو شدن و نابودی القائات شیطان و استوار شدن آیات] از سوی پروردگارت حق است، پس به آن ایمان آورند و دل هایشان برای آن رام و فروتن شود؛ و قطعا خدا هدایت کننده اهل ایمان به سوی راهی راست است.///و [نیز برای این است] تا کسانی که دانش و آگاهی [دینی] به آنان عطا شده بدانند که [محو شدن و نابودی القائات شیطان و استوار شدن آیات] از سوی پروردگارت حق است، پس به آن ایمان آورند و دل هایشان برای آن رام و فروتن شود؛ و قطعا خدا هدایت کننده اهل ایمان به سوی راهی راست است.///و تا دانش‌یافتگان بدانند که قرآن به راستى از جانب پروردگار توست و بدان ایمان بیاورند و دلهایشان بدان آرام گیرد. و خدا کسانى را که ایمان آورده‌اند به راه راست هدایت مى‌کند.///و تا دانش یافتگان بدانند، که قرآن حق است و از جانب پروردگار توست و به آن بگروند و دل‌هایشان در برابر آن خاضع گردد. و خداوند بى‌تردید راهنماى مؤمنان به راه راست است///و تا آنان که دانش یافته‌اند بدانند که این [قرآن‌] حق است [و] از جانب پروردگار توست. و بدان ایمان آورند و دلهایشان براى او خاضع گردد. و به راستى خداوند کسانى را که ایمان آورده‌اند، به سوى راهى راست راهبر است.///و نیز [برای آن که] آگاهان بدانند [وحى کدام است، و القائات شیطان کدام. و بدانند] که [طرح و آرزوى پیامبران] حقى است از طرف پروردگار تو، پس به آن ایمان بیاورند و دل‌هایشان در برابر آن فروتن گردد. و قطعا خدا کسانى را که ایمان آورده‌اند، به راهی راست هدایت مى‌کند.///و تا آنکه اهل علم و معرفت به یقین بدانند که این آیات قرآن به حق از جانب پروردگار تو نازل گردیده که بدان ایمان آورند و دلهاشان پیش او خاضع و خاشع شود، و البته خدا اهل ایمان را به راهی راست هدایت خواهد کرد.///و تا دانش‌یافتگان [راستین‌] بدانند که آن حق و از سوی پروردگار توست، و به آن ایمان آورند و دلهایشان در برابر آن خاشع شود، و بی‌گمان خداوند رهنمای مؤمنان به راه راست است‌///و (نیز) هدف این بود که آگاهان بدانند این حقی است از سوی پروردگارت، و در نتیجه به آن ایمان بیاورند، و دلهایشان در برابر آن خاضع گردد؛ و خداوند کسانی را که ایمان آوردند، بسوی صراط مستقیم هدایت می‌کند.///و تا بدانند آنان که داده شدند دانش را که آن است حق از پروردگار تو پس ایمان آرند بدان پس نرم شود برای آن دلهاشان و همانا خدا راهنمای آنانی است که ایمان آوردند بسوی راهی راست‌///و تا آنان که دانش (وحیانی) یافته‌اند بدانند همانا این (نسخ القائات شیطانی و تحکیم آیات ربانی)، به تمامی حق از سوی پروردگار تو است، تا بدو ایمان آورند. پس دل‌هایشان برای او بسی خاکسار و خاضع گردد. و به‌راستی خدا کسانی را که ایمان آورده‌اند، همانا سوی راهی راست راهبر است. quran_en_fa Those who reject Faith will not cease to be in doubt concerning (Revelation) until the Hour (of Judgment) comes suddenly upon them, or there comes to them the Penalty of a Day of Disaster. و کافران همواره نسبت به آیات خدا در تردیدی سخت قرار دارند تا آنکه ناگهان قیامت بر آنان در رسد، یا عذاب روزی که روز دیگری به دنبال ندارد [بلکه ابدی است] به سراغشان آید.///و کافران همواره نسبت به آیات خدا در تردیدی سخت قرار دارند تا آنکه ناگهان قیامت بر آنان در رسد، یا عذاب روزی که روز دیگری به دنبال ندارد [بلکه ابدی است] به سراغشان آید.///همواره کافران در آن شک مى‌کنند تا آنگاه که قیامت ناگهان بر سرشان فرارسد یا به عذاب روز بى‌شادمانى گرفتار آیند.///و کسانى که کافر شدند همواره از بابت آن در شک‌اند تا آن‌گاه که قیامت بر آنها در رسد یا عذاب روز عقیم به سراغشان بیاید [که قادر به جبران گذشته نباشند]///و [لى‌] کسانى که کفر ورزیده‌اند، همواره از آن در تردیدند، تا بناگاه قیامت براى آنان فرا رسد، یا عذاب روزى بدفرجام به سراغشان بیاید.///و کسانى که کفر ورزیدند، همواره نسبت به این [قرآن و نبوت تو] در تردید به سر می‌برند، تا زمانى که قیامت ناگهان براى آنان فرارسد، یا عذاب روز عقیم به سراغشان آید.///و آنان که کافرند در (اینکه نزول) قرآن (از جانب خداست یا در وعد و وعید قرآن) همیشه شک دارند تا وقتی که ناگهان ساعت مرگ (یا قیامت) فرا رسد یا عذاب روز عقیم بی‌خیر (که شب آسایش و خیر و سعادت در پی ندارد) بر آنها فرود آید.///و کافران همچنان از آن در شک هستند، تا آنکه قیامت ناگاه فرارسدشان، یا عذاب روزی [سهمگین و] سترون گریبانگیرشان شود///کافران همواره در باره قرآن در شک هستند، تا آنکه روز قیامت بطور ناگهانی فرارسد، یا عذاب روز عقیم [= روزی که قادر بر جبران گذشته نیستند] به سراغشان آید!///و پیوسته باشند آنان که کفر ورزیدند در شکی از آن تا بیایدشان ساعت ناگهان یا بیایدشان عذاب روزی نازا (بی‌مانند)///و کسانی که کفر ورزیدند، همیشه از آن (راه راست) در تردیدی شدیدند، تا ناگهان ساعت (زندگی آخرین) برایشان فرا رسد، یا عذاب روزی نازا به سراغشان آید. quran_en_fa On that Day of Dominion will be that of Allah: He will judge between them: so those who believe and work righteous deeds will be in Gardens of Delight. آن روز، حاکمیت و فرمانروایی ویژه خداست. میان آنان داوری می‌کند؛ پس کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، در بهشت‌های پر نعمت اند.///آن روز، حاکمیت و فرمانروایی ویژه خداست. میان آنان داوری می‌کند؛ پس کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، در بهشت‌های پر نعمت اند.///فرمانروایى در آن روز از آن خداست. میانشان حکم مى‌کند. پس کسانى که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند، در بهشتهاى پرنعمتند.///در آن روز فرمانروایى از آن خداست [و] میانشان حکم مى‌کند. سپس کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند در باغ‌هاى پر ناز و نعمت خواهند بود///در آن روز، پادشاهى از آن خداست: میان آنان داورى مى‌کند، و [در نتیجه‌] کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند در باغهاى پرناز و نعمت خواهند بود.///آن روز، فرمانروایى [مطلق] براى خداست. او در میان مردم داورى مى‌کند. پس کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‌اند، در باغ‌هاى پر نعمت [بهشت] خواهند بود.///در آن روز سلطنت و حکمفرمایی تنها مخصوص خداست، که میان آنان حکم می‌کند، پس آنان که ایمان آورده و نیکوکار شدند در بهشت پر نعمتند.///در چنین روزی فرمانروایی خاص خداوند است که میان آنان داوری می‌کند، آنگاه کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، در باغهای بهشتی پرناز و نعمت‌اند///حکومت و فرمانروایی در آن روز از آن خداست؛ و میان آنها داوری می‌کند: کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، در باغهای پرنعمت بهشتند؛///پادشاهی در آن روز از آن خدا است حکم کند میان ایشان پس آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند در باغستان نعمتند///تمامی فرماندهی (حق) در چنان روزی از آن خداست، میانشان فرمان می‌دهد. پس کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته (ی ایمانشان) را انجام دادند در باغ‌های سردرهم و پر ناز و نعمتند. quran_en_fa And for those who reject Faith and deny our Signs, there will be a humiliating Punishment. و کسانی که کافر شده و آیات ما را تکذیب کرده‌اند، پس عذابی خوارکننده برای آنان است.///و کسانی که کافر شده و آیات ما را تکذیب کرده‌اند، پس عذابی خوارکننده برای آنان است.///و کسانى که کفر ورزیده‌اند و آیات ما را دروغ شمرده‌اند، برایشان عذابى است خوارکننده.///و کسانى که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، براى آنان عذابى خفت‌بار خواهد بود///و کسانى که کفر ورزیده و نشانه‌هاى ما را دروغ پنداشته‌اند، براى آنان عذابى خفت‌آور خواهد بود.///و کسانى که کفر ورزیدند و آیات ما را تکذیب کردند، پس براى آنان عذاب خوارکننده‌اى است.///و آنان که کافر شده و تکذیب آیات ما کردند آنها را عذابی خوار کننده و ذلت بار است.///و کسانی که کفر ورزیده‌اند و آیات ما را دروغ انگاشته‌اند، اینان عذابی خوارکننده [در پیش‌] دارند///و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، عذاب خوارکننده‌ای برای آنهاست!///و آنان که کفر ورزیدند و تکذیب کردند آیتهای ما را ایشان را است عذابی خوارکننده‌///و کسانی که کفر ورزیده و به وسیله‌ی نشانه‌های ما (همان‌ها و ما را) تکذیب کردند، برایشان عذابی توهین‌آمیز است. quran_en_fa Those who leave their homes in the cause of Allah, and are then slain or die,- On them will Allah bestow verily a goodly Provision: Truly Allah is He Who bestows the best provision. و کسانی که در راه خدا هجرت کرده سپس کشته شده یا مرده‌اند، به یقین خدا رزقی نیکو به آنان می‌دهد؛ و قطعا خدا بهترین روزی دهندگان است.///و کسانی که در راه خدا هجرت کرده سپس کشته شده یا مرده‌اند، به یقین خدا رزقی نیکو به آنان می‌دهد؛ و قطعا خدا بهترین روزی دهندگان است.///و کسانى را که در راه خدا مهاجرت کردند، سپس کشته شدند یا خود مردند، خدا به رزقى نیکو روزى مى‌دهد. زیرا خدا بهترین روزى‌دهندگان است.///و آنها که در راه خدا مهاجرت کردند، سپس کشته شدند یا مردند، قطعا خداوند به آنها رزقى نیکو مى‌بخشد، و بى‌تردید خداوند بهترین روزى دهندگان است///و آنان که در راه خدا مهاجرت کرده‌اند، و آنگاه کشته شده یا مرده‌اند، قطعا خداوند به آنان رزقى نیکو مى‌بخشد. و راستى این خداست که بهترین روزى‌دهندگان است.///و کسانى که در راه خدا هجرت کردند، سپس کشته شده یا مرده‌اند، قطعا خداوند رزق نیکویى به آنان خواهد داد. و خداوند بهترین روزى‌دهندگان است.///و آنان که در راه خدا از وطن خود هجرت گزیده و کشته شدند یا مرگشان فرا رسید البته خدا رزق و روزی نیکویی (در بهشت ابد) نصیبشان می‌گرداند، و همانا خداوند بهترین رزق و روزی بخشنده است.///و کسانی که در راه خدا هجرت کرده‌اند، سپس کشته شده، یا در گذشته‌اند، بی‌گمان خداوند آنان را از روزی نیکو برخوردار می‌سازد، و بی‌گمان خداوند بهترین روزی‌دهندگان است‌///و کسانی که در راه خدا هجرت کردند، سپس کشته شدند یا به مرگ طبیعی از دنیا رفتند، خداوند به آنها روزی نیکویی می‌دهد؛ که او بهترین روزی‌دهندگان است!///و آنان که از خانمان آواره شدند در راه خدا سپس کشته شدند یا مردند همانا خدا روزیشان دهد روزیی نکو و همانا خدا است بهترین روزی‌دهندگان‌///و کسانی که در راه خدا مهاجرت کرده، سپس کشته شدند یا مردند، همانا خدا همواره به آنان روزی نیکویی می‌دهد. و به‌راستی خدا، (هم) او به‌درستی بهترین روزی‌دهندگان است. quran_en_fa Verily He will admit them to a place with which they shall be well pleased: for Allah is All-Knowing, Most Forbearing. مسلما آنان را به جایگاهی که آن را می‌پسندند وارد می‌کند؛ و بی تردید خدا دانا و بردبار است.///مسلما آنان را به جایگاهی که آن را می‌پسندند وارد می‌کند؛ و بی تردید خدا دانا و بردبار است.///آنان را به جایى درآورد که از آن خشنود باشند. و هر آینه خدا دانا و شکیباست.///آنان را حتما به جایگاهى که آن را مى‌پسندند وارد مى‌کند، و شک نیست که خداوند داناى بردبار است///آنان را به جایگاهى که آن را مى‌پسندند درخواهد آورد، و شک نیست که خداوند دانایى بردبار است.///بى‌تردید خداوند آنان را به جایگاهی وارد مى‌کند که مورد رضایتشان باشد، همانا خداوند دانا و بردبار است.///و بی‌گمان آنها را (در بهشت) منزلی عنایت کند که بسیار بدان خشنود باشند، و همانا خدا (بر احوال خلق) دانا و (بر گناهانشان) بردبار است.///بی‌شک آنان را به جایگاهی که آن را می‌پسندند درآورد، و به راستی خداوند دانای بردبار است‌///خداوند آنان را در محلی وارد می‌کند که از آن خشنود خواهند بود؛ و خداوند دانا و بردبار است.///هر آینه درآردشان خدا جایگاهی که بپسندندش و هر آینه خدا است دانای بردبار///بی‌گمان آنان را در جایگاهی که آن را می‌پسندند همی در خواهد آورد. و همانا خدا به‌راستی بسی دانای بردبار است. quran_en_fa That (is so). And if one has retaliated to no greater extent than the injury he received, and is again set upon inordinately, Allah will help him: for Allah is One that blots out (sins) and forgives (again and again). [مطلب درباره مؤمن و کافر] همان است [که گفتیم]، و هر کس به مانند آنچه به آن عقوبت شده [متجاوز را] عقوبت کند، آن گاه به وی ستم شود، یقینا خدا او را یاری می‌دهد؛ زیرا خدا باگذشت و بسیار آمرزنده است.///[مطلب درباره مؤمن و کافر] همان است [که گفتیم]، و هر کس به مانند آنچه به آن عقوبت شده [متجاوز را] عقوبت کند، آن گاه به وی ستم شود، یقینا خدا او را یاری می‌دهد؛ زیرا خدا باگذشت و بسیار آمرزنده است.///هر کس عقوبت کند همچنان که او را عقوبت کرده‌اند، آنگاه بر او ستم کنند، خدا یاریش خواهد کرد. زیرا خدا عفوکننده و آمرزنده است.///این [حکم خداست‌] و هر کس به آن اندازه که به او ستم شده مجازات کند و سپس باز بر او ستم کنند، قطعا خدا او را نصرت دهد همانا خدا بخشنده‌ى آمرزنده است///آرى چنین است، و هر کس نظیر آنچه بر او عقوبت رفته است دست به عقوبت زند، سپس مورد ستم قرار گیرد، قطعا خدا او را یارى خواهد کرد، چرا که خدا بخشایشگر و آمرزنده است.///[آرى،] چنین است. [اگر] هر کس به همان مقدار که به او ستم شده، [ستمگر را] مجازات کند، ولی باز هم به او ستم شود، قطعا خداوند او را یارى خواهد کرد. البته خداوند بخشایشگر و آمرزنده است.///(سخن حق) این است، و هر کس به همان قدر ظلمی که به او شده در مقام انتقام برآید و باز بر او ظلم شود البته خدا او را یاری می‌کند (در این آیه ترغیب خلق است برگرفتن حق مظلوم از ظالم)، همانا خدا را عفو و آمرزش بسیار است.///آری و کسی که همانند عقابی که دیده است، [بر دیگران‌] عقاب روا دارد، سپس بر او ستم رود، خداوند او را یاری می‌دهد که بی‌گمان خداوند بخشاینده آمرزگار است‌///(آری،) مطلب چنین است! و هر کس به همان مقدار که به او ستم شده مجازات کند، سپس مورد تعدی قرار گیرد، خدا او را یاری خواهد کرد؛ یقینا خداوند بخشنده و آمرزنده است!///این و هر که کیفر دهد مانند آنچه را شکنجه شده است پس ستم شود بر او هر آینه یاریش کند خدا و همانا خدا است درگذرنده آمرزگار///چنین است و هرکس نظیر آنچه بر او عقوبت رفته است دست به عقوبتی همسان زند، سپس مورد ستم قرار گیرد، همواره خدا او را بی‌گمان یاری خواهد کرد. به‌راستی خدا همانا بخشایشگر پوشنده است. quran_en_fa That is because Allah merges night into day, and He merges day into night, and verily it is Allah Who hears and sees (all things). این [یاری ستمدیده بر ضد ستمکار] به سبب این است که خدا [دارای قدرت بی نهایت است و گوشه‌ای از قدرتش اینکه] همواره شب را در روز و روز را در شب درمی آورد؛ و به یقین خدا شنوا و بیناست.///این [یاری ستمدیده بر ضد ستمکار] به سبب این است که خدا [دارای قدرت بی نهایت است و گوشه‌ای از قدرتش اینکه] همواره شب را در روز و روز را در شب درمی آورد؛ و به یقین خدا شنوا و بیناست.///این بدان سبب است که خدا از شب مى‌کاهد و به روز مى‌افزاید و از روز مى‌کاهد و به شب مى‌افزاید. و خدا شنوا و بیناست.///این [نصرت مظلوم‌] از آن روست که خدا [قادر است چیزى را بر دیگرى غالب کند چنان که‌] شب را در روز داخل مى‌کند [و ظلمت مغلوب مى‌شود] و روز را در شب در مى‌آورد و این که خدا شنواى بیناست///این بدان سبب است که خدا شب را در روز درمى‌آورد و روز را [نیز] در شب درمى‌آورد، و خداست که شنواى بیناست.///این [وعده‌ى نصرت الهى] به خاطر آن است که خداوند [بر هر چیزى تواناست. اوست که] شب را در روز و روز را در شب فرومى‌برد. البته خداوند شنوا و بیناست.///این است (برهان حق) که خدا شب تار را در روز روشن پنهان می‌کند و روز روشن را در شب تار، و خدا (به صدای اهل عالم) شنوا و (به دقایق امور خلق) بیناست.///این از آن است که خداوند از شب می‌کاهد و بر روز می‌افزاید، و از روز می‌کاهد و بر شب می‌افزاید، و بی‌گمان خداوند شنوای بیناست‌///این (وعده نصرت الهی) بخاطر آن است (که او بر هر چیز قادر است؛ خداوندی) که شب را در روز، و روز را در شب داخل می‌کند؛ و خداوند شنوا و بیناست!///این بدان است که خدا فرو می‌برد شب را در روز و فرو می‌برد روز را در شب و آنکه خدا است شنوای بینا///این به‌راستی بدین سبب است که خدا شب را در روز فرو می‌برد و روز را در شب فرو می‌برد. و اینکه خدا همواره بسی شنوای بسیار بیناست. quran_en_fa That is because Allah - He is the Reality; and those besides Him whom they invoke,- they are but vain Falsehood: verily Allah is He, Most High, Most Great. این [قدرت بی نهایت او نسبت به امور آفرینش و نسبت به وضع و حال مردم] برای این است که فقط خدا حق است، و اینکه آنچه را جز او می‌پرستید، باطل است، و اینکه فقط خدا بلند مرتبه و بزرگ است.///این [قدرت بی نهایت او نسبت به امور آفرینش و نسبت به وضع و حال مردم] برای این است که فقط خدا حق است، و اینکه آنچه را جز او می‌پرستید، باطل است، و اینکه فقط خدا بلند مرتبه و بزرگ است.///این بدان سبب است که خدا حق است و آنچه جز او به خدایى مى‌خوانند باطل است و او بلندمرتبه و بزرگ است.///این از آن روست که خدا خود حق است و آنچه به جاى او مى‌خوانند باطل است، و این خداست که والا و بزرگ است/// [آرى،] این بدان سبب است که خدا خود حق است و آنچه به جاى او مى‌خوانند آن باطل است، و این خداست که والا و بزرگ است.///این [قدرت بى‌نهایت] به خاطر آن است که خداوند حق است و هر چه را غیر از او بخوانند، آن باطل است. البته خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است.///حقیقت این است که خدای یکتا حق مطلق است و هر چه جز او خوانند باطل صرف است، و علو مقام و بزرگی شأن مخصوص ذات پاک خداست.///این از آن است که خداوند بر حق است، و آنچه به جای او می‌پرستند باطل است، و همانا خداوند بلندمرتبه و بزرگ است‌///این بخاطر آن است که خداوند حق است؛ و آنچه را غیر از او می‌خوانند باطل است؛ و خداوند بلندمقام و بزرگ است!///این بدان است که خدا است حق و آنچه می‌خوانند جز او است باطل و آنکه خدا است برتر بزرگ‌///(آری،) این بی‌گمان بدین سبب است که خدا خود تمامی حق است و آنچه به جای او می‌خوانند، (هم) او تمامی باطل است. و اینکه خدا بس والای بزرگ است. quran_en_fa Seest thou not that Allah sends down rain from the sky, and forthwith the earth becomes clothed with green? for Allah is He Who understands the finest mysteries, and is well-acquainted (with them). آیا ندانسته‌ای که خدا از آسمان آبی نازل می‌کند، در نتیجه زمین سرسبز و خرم می‌شود؛ به یقین خدا لطیف و آگاه است.///آیا ندانسته‌ای که خدا از آسمان آبی نازل می‌کند، در نتیجه زمین سرسبز و خرم می‌شود؛ به یقین خدا لطیف و آگاه است.///آیا ندیده‌اى که خدا از آسمان باران فرستاد و زمین پر سبزه گردید؟ هر آینه خدا باریک بین و آگاه است.///آیا ندیدى که خدا از آسمان آبى مى‌فرستد آنگاه زمین سرسبز مى‌گردد؟ آرى، خداوند باریک بین و آگاه است///آیا ندیده‌اى که خدا از آسمان، آبى فرو فرستاد و زمین سرسبز گردید؟ آرى، خداست که دقیق و آگاه است.///آیا ندیدى که خداوند از آسمان، آبى فروفرستاد، آن‌گاه زمین سرسبز گشت؟ همانا خدا داراى لطف و آگاه است.///(ای بشر) آیا ندیدی که خدا از آسمان آبی فرو بارد و زمین سبز و خرم گردد؟ (این دلیل قدرت و رحمت آفریننده است)، همانا خدا را (با خلق) عنایت و لطف بسیار است و (به دقیق‌ترین امور عالم) آگاه است.///آیا نیندیشیده‌ای که خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد، آنگاه زمین سبز و خرم گردید، بی‌گمان خداوند باریک‌بین و آگاه است‌///آیا ندیدی خداوند از آسمان، آبی فرستاد، و زمین (بر اثر آن) سرسبز و خرم می‌گردد؟! و خداوند لطیف و آگاه است.///آیا ندیدی که خدا فرستاد از آسمان آبی پس گردید زمین سرسبز همانا خداوند است نوازنده آگاه‌///آیا ندیدی که خدا از آسمان به‌راستی آبی فرو فرستاد؟ پس زمین (با آن) سرسبز می‌گردد. همانا خدا بسی دقیق، (و) ناپیدای بسیار آگاه است. quran_en_fa To Him belongs all that is in the heavens and on earth: for verily Allah,- He is free of all wants, Worthy of all Praise. آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست؛ و یقینا خداست که خود بی نیاز و ستوده است.///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست؛ و یقینا خداست که خود بی نیاز و ستوده است.///از آن اوست آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است. اوست بى‌نیاز و در خور ستایش.///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن اوست، و در حقیقت خداست که بى‌نیاز و ستوده است///آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست، و در حقیقت، این خداست که خود بى‌نیاز ستوده‌ [صفات‌] است.///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، از آن اوست. و در حقیقت، خداوند است که بى‌نیاز و ستوده است.///آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همه ملک خداست و تنها خداست که بی‌نیاز و به همه اوصاف کمال آراسته است.///آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست، و بی‌گمان خداوند بی‌نیاز ستوده است‌///آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست؛ و خداوند بی‌نیاز، و شایسته هر گونه ستایش است!///برای او است آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و همانا خدا است بی‌نیاز ستوده‌///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است تنها از اوست و همانا خدا، (هم) او، بی‌نیاز بسیار ستوده است. quran_en_fa Seest thou not that Allah has made subject to you (men) all that is on the earth, and the ships that sail through the sea by His Command? He withholds the sky (rain) from failing on the earth except by His leave: for Allah is Most Kind and Most Merciful to man. آیا ندانسته‌ای که خدا آنچه را در زمین است و [نیز] کشتی‌ها را که به فرمان او در دریا روانند، برای شما رام و مسخر کرده است؟ و آسمان را نگه می‌دارد که بر زمین نیفتد مگر به اذن او؟ یقینا خدا به همه مردم رؤوف و مهربان است.///آیا ندانسته‌ای که خدا آنچه را در زمین است و [نیز] کشتی‌ها را که به فرمان او در دریا روانند، برای شما رام و مسخر کرده است؟ و آسمان را نگه می‌دارد که بر زمین نیفتد مگر به اذن او؟ یقینا خدا به همه مردم رؤوف و مهربان است.///آیا ندیده‌اى که خدا هر چه را در روى زمین است مسخر شما کرده است و کشتیها را که در دریا به فرمان او مى‌روند؟ و آسمان را نگه داشته که جز به فرمان او بر زمین نیفتد. زیرا خدا را بر مردم رأفت و مهربانى است.///آیا ندیدى که خدا آنچه را در زمین است مسخر شما کرده و کشتى‌ها در دریا به امر او مى‌روند و آسمان را نگاه مى‌دارد که جز به اذن او بر زمین نیفتد؟ بى‌تردید خداوند نسبت به مردم رئوف و مهربان است///آیا ندیده‌اى که خدا آنچه را در زمین است به نفع شما رام گردانید، و کشتیها در دریا به فرمان او روانند، و آسمان را نگاه مى‌دارد تا [مبادا] بر زمین فرو افتد، مگر به اذن خودش [باشد]. در حقیقت، خداوند نسبت به مردم سخت رئوف و مهربان است.///آیا ندیدى که خداوند آنچه را در زمین است، و کشتى‌هایى را که به امر او در دریا مى‌روند، براى شما رام کرده است؟ و آسمان [و کرات و سنگ‌هاى آن‌] را نگاه داشته تا جز به فرمان او بر زمین نیفتد؟///(ای بشر) آیا ندیدی که هر چه در زمین است خدا مسخر شما گردانید و کشتی به فرمان او در دریا سیر می‌کند و آسمان را (دستور) او نگاه می‌دارد که بر زمین نیفتد مگر به اذن او؟ همانا خدا به مردم بسیار رئوف و مهربان است.///آیا نیندیشیده‌ای که خداوند آنچه در زمین است و کشتیها را که در دریا به فرمان او روانند، برای شما رام کرد، و او [اجرام‌] آسمان را نگاه می‌دارد که بر زمین نیفتد، مگر به اذن او، بی‌گمان خداوند به مردم رئوف مهربان است‌///آیا ندیدی که خداوند آنچه را در زمین است مسخر شما کرد؛ و (نیز) کشتیهایی را که به فرمان او بر صفحه اقیانوسها حرکت می‌کنند؛ و آسمان [= کرات و سنگهای آسمانی‌] را نگه می‌دارد، تا جز بفرمان او، بر زمین فرو نیفتند؟ خداوند نسبت به مردم رحیم و مهربان است!///آیا ندیدی که خدا رام کرد برای شما آنچه در زمین است و کشتی که می‌رود در دریا به فرمانش و نگاه می‌دارد آسمان را که فرود آید بر زمین مگر با اذن او همانا خدا به مردم است نوازنده مهربان‌///آیا ندیدی که خدا به‌درستی آنچه را در زمین است برای شما مسخر کرد. و (نیز) کشتی‌ها را در حالی‌که در دریا به فرمان او روانند، و آسمان را نگه می‌دارد، تا مبادا بر زمین فرو افتد، مگر به اذن او. به‌راستی خدا نسبت به مردمان بسی مهربان و رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa It is He Who gave you life, will cause you to die, and will again give you life: Truly man is a most ungrateful creature! و اوست که به شما حیات داد، سپس شما را می‌میراند، آن گاه شما را زنده می‌کند؛ به یقین که انسان بسیار ناسپاس است.///و اوست که به شما حیات داد، سپس شما را می‌میراند، آن گاه شما را زنده می‌کند؛ به یقین که انسان بسیار ناسپاس است.///اوست آن که شما را زندگى بخشید و سپس بمیراند و باز زنده مى‌سازد. و آدمى ناسپاس است.///و اوست آن که شما را زنده کرد، سپس شما را مى‌میراند و آن‌گاه دوباره زنده‌تان مى‌کند. حقا که انسان سخت ناسپاس است///و اوست که شما را زندگى بخشید، سپس شما را مى‌میراند، و باز زندگى [نو] مى دهد. حقا که انسان سخت ناسپاس است.///و او کسى است که به شما زندگى بخشید، سپس شما را مى‌میراند، بار دیگر زنده مى‌کند؛ البته انسان بسیار ناسپاس است.///و اوست خدایی که شما را اول بار زنده کرد و دیگر بار بمیراند و باز دوباره زنده کند، (با وجود این آیت قدرت و نعمت بزرگ) باز انسان بسیار ناسپاس و کافر کیش است.///و اوست کسی که شما را زنده کرد، سپس شما را می‌میراند، آنگاه دوباره زنده‌تان می‌دارد، بی‌گمان انسان ناسپاس است‌///و او کسی است که شما را زنده کرد، سپس می‌میراند، بار دیگر زنده می‌کند، اما این انسان بسیار ناسپاس است.///و او است آنکه زنده کرد شما را پس بمیراندتان و سپس زنده سازدتان و همانا انسان است بسیار ناسپاس‌///و او کسی است که شما را زنده کرد. سپس شما را می‌میراند. باز پس شما را زنده می‌کند. (اما) انسان بی‌گمان سخت کافر (یا) ناسپاس است. quran_en_fa To every People have We appointed rites and ceremonies which they must follow: let them not then dispute with thee on the matter, but do thou invite (them) to thy Lord: for thou art assuredly on the Right Way. برای هر امتی عبادتی ویژه قرار داده‌ایم که آن را انجام می‌دهند؛ پس نباید در این امر با تو ستیز و نزاع کنند. و به سوی پروردگارت دعوت کن که بی تردید تو بر راهی راست قرار داری.///برای هر امتی عبادتی ویژه قرار داده‌ایم که آن را انجام می‌دهند؛ پس نباید در این امر با تو ستیز و نزاع کنند. و به سوی پروردگارت دعوت کن که بی تردید تو بر راهی راست قرار داری.///براى هر امتى آیینى نهادیم تا بر آن آیین باشد. پس در این کار با تو مجادله نکنند و مردم را به پروردگار خود دعوت کن، زیرا تو به راستى بر راه راست گام مى‌نهى.///ما براى هر امتى عبادتى قرار دادیم که بدان عمل مى‌کنند پس نباید با تو در این امر مجادله کنند. و به سوى پروردگارت بخوان که تو به راستى بر هدایتى مستقیم هستى///براى هر امتى مناسکى قرار دادیم که آنها بدان عمل مى‌کنند، پس نباید در این امر با تو به ستیزه برخیزند، به راه پروردگارت دعوت کن، زیرا تو بر راهى راست قرار دارى.///براى هر امتى آیینى قرار داده‌ایم که آنها به آن عمل کنند، پس نباید در این امر با تو نزاع کنند [که چگونه آیین تازه‌اى آورده‌اى؟ مردم را] به راه پروردگارت فراخوان! همانا تو بر راهی راست قرار دارى.///ما برای هر امتی پرستشگاهی مقرر کردیم تا به خدا توجه کنند (و آنجا جهت وحدت و انس و الفت آن امت شود) پس (ای رسول) نباید مردم (در امر کعبه و قربانگاه و سایر دستورهای الهی) با تو به منازعت برخیزند و تو (خلق را) به سوی خدا دعوت کن که خود به راهی راست و هدایتی کامل هستی.///هر امتی را شریعتی مقرر داشته‌ایم که ایشان متمسک به آنند، پس نباید که با تو در این امر ستیزه کنند، و به راه پروردگارت بخوان، که تو بر طریق هدایتی مستقیم هستی‌///برای هر امتی عبادتی قرار دادیم، تا آن عبادت را (در پیشگاه خدا) انجام دهند؛ پس نباید در این امر با تو به نزاع برخیزند! بسوی پروردگارت دعوت کن، که بر هدایت مستقیم قرار داری (و راه راست همین است که تو می‌پویی).///برای هر ملتی نهادیم روشی که ایشانند رونده آن پس نستیزند با تو در کار و برخوان بسوی پروردگار خود که توئی همانا بر هدایتی راست‌///برای هر امتی رسم و جایگاهی برای عبادت و قربانی قرار دادیم که آنها بدان سوی و روش روانند. پس نباید در این امر با تو به ستیزه برخیزند. و سوی پروردگارت دعوت کن. همانا تو همواره بر راهی راست، چیره‌ای. quran_en_fa If they do wrangle with thee, say, "Allah knows best what it is ye are doing." و اگر با تو [با اصرار بر یک اعتقاد بی پایه برخورد خصمانه کنند و] مجادله ستیزآمیز نمایند، بگو: خدا به آنچه انجام می‌دهید، داناتر است.///و اگر با تو [با اصرار بر یک اعتقاد بی پایه برخورد خصمانه کنند و] مجادله ستیزآمیز نمایند، بگو: خدا به آنچه انجام می‌دهید، داناتر است.///اگر با تو مجادله کردند، بگو: خدا به هر کارى که مى‌کنید آگاهتر است.///و اگر با تو مجادله کنند بگو: خدا به آنچه مى‌کنید داناتر است///و اگر با تو مجادله کردند، بگو: «خدا به آنچه مى‌کنید داناتر است.»///و اگر [کافران] با تو به جدال برخاستند، پس به آنان بگو: «خداوند به آنچه شما مى‌کنید، آگاه‌تر است.///و اگر (کافران) با تو (در اوامر حق) جدل و خصومت کنند آنها را بازگو که خدا به آنچه می‌کنید بهتر آگاه است.///و اگر با تو مجادله کردند بگو خداوند به آنچه می‌کنید داناتر است‌///و اگر آنان با تو به جدال برخیزند، بگو: «خدا از کارهایی که شما انجام می‌دهید آگاهتر است!///و اگر پرخاش کردند با تو بگو خدا داناتر است بدانچه می‌کنید///و اگر با تو مجادله کردند، بگو: «خدا به آنچه می‌کنید داناتر است.» quran_en_fa "Allah will judge between you on the Day of Judgment concerning the matters in which ye differ." خدا روز قیامت درباره آنچه با یکدیگر در آن اختلاف می‌کردید، داوری خواهد کرد [تا مؤمنان با ورود به بهشت و ستیزه جویان با ورود به دوزخ از هم مشخص و جدا شوند.]///خدا روز قیامت درباره آنچه با یکدیگر در آن اختلاف می‌کردید، داوری خواهد کرد [تا مؤمنان با ورود به بهشت و ستیزه جویان با ورود به دوزخ از هم مشخص و جدا شوند.]///در آنچه مورد اختلاف شماست، خدا در روز قیامت حکم خواهد کرد.///خدا روز قیامت میان شما در مورد آنچه اختلاف مى‌کردید حکم خواهد کرد///خدا روز قیامت در مورد آنچه با یکدیگر در آن اختلاف مى‌کردید، داورى خواهد کرد.///خداوند در روز قیامت، در آنچه اختلاف داشتید، میان شما داورى خواهد کرد.»///خدا در روز قیامت میان شما در آنچه (با من) خلاف و نزاع می‌کردید حکم خواهد فرمود.///خداوند در میان شما، در آنچه اختلاف داشتید، در روز قیامت داوری می‌کند///و خداوند در روز قیامت، میان شما در آنچه اختلاف می‌کردید، داوری می‌کند!»///خدا حکم کند میان شما روز قیامت در آنچه بودید در آن اختلاف می‌کردید///(این تنها) خداست که روز قیامت در آنچه با یکدیگر در آن اختلاف می‌کرده‌اید، داوری خواهد کرد. quran_en_fa Knowest thou not that Allah knows all that is in heaven and on earth? Indeed it is all in a Record, and that is easy for Allah. آیا ندانسته‌ای که خدا آنچه را در آسمان و زمین است، می‌داند؟ مسلما [همه] این [اعمالی که انجام می‌دهید] در کتابی [چون لوح محفوظ، ثبت] است [و] بی تردید [ثبت در آن کتاب] بر خدا آسان است.///آیا ندانسته‌ای که خدا آنچه را در آسمان و زمین است، می‌داند؟ مسلما [همه] این [اعمالی که انجام می‌دهید] در کتابی [چون لوح محفوظ، ثبت] است [و] بی تردید [ثبت در آن کتاب] بر خدا آسان است.///آیا ندانسته‌اى که خدا هر چه را که در آسمانها و زمین است مى‌داند؟ و این در کتابى نوشته است، و کارى است بر خدا آسان.///آیا ندانسته‌اى که خداوند آنچه را در آسمان و زمین است مى‌داند؟ اینها همه در کتابى [که علم الهى است مسطور] است. قطعا این امر بر خدا آسان است///آیا ندانسته‌اى که خداوند آنچه را در آسمان و زمین است مى‌داند؟ اینها [همه‌] در کتابى [مندرج‌] است. قطعا این بر خدا آسان است.///آیا نمى‌دانى که خداوند آنچه را در زمین و آسمان است، مى‌داند؟ همه‌ى اینها در کتابی [چون لوح محفوظ، ثبت] است. و این [ثبت] بر خداوند، آسان است.///(ای بشر) آیا ندانستی که خدا از آنچه در آسمان و زمین است آگاه است؟ و این (جهان و همه حوادث آن) در کتابی (کتاب علم خدا) محفوظ و مسطور است و این (حفظ و نگهبانی) بر خدا کاری بسیار سهل است.///آیا نمی‌دانی که خداوند آنچه در آسمان و زمین است می‌داند، که اینها در کتابی [مسطور] است، بی‌گمان این امر بر خداوند آسان است‌///آیا نمی‌دانستی خداوند آنچه را در آسمان و زمین است می‌داند؟! همه اینها در کتابی ثبت است (همان کتاب علم بی‌پایان پروردگار)؛ و این بر خداوند آسان است!///آیا ندانستی که خدا می‌داند آنچه در آسمان و زمین است همانا این است در نامه‌ای همانا این است بر خدا آسان‌///آیا ندانستی که خدا همواره آنچه را در آسمان و زمین است می‌داند؟ بی‌گمان این‌ها (همه) در کتاب (علم خدا) است. همواره این بر خدا آسان است. quran_en_fa Yet they worship, besides Allah, things for which no authority has been sent down to them, and of which they have (really) no knowledge: for those that do wrong there is no helper. و [مشرکان] به جای خدا معبودانی را می‌پرستند که خدا هیچ دلیل و برهانی [نسبت] به [حق بودن] آنها نازل نکرده است؛ و معبودانی را می‌پرستند که به آن دانشی [برای استدلال بر ربوبیت آنها] ندارند و ستمکاران را [در قیامت] هیچ یاوری نیست.///و [مشرکان] به جای خدا معبودانی را می‌پرستند که خدا هیچ دلیل و برهانی [نسبت] به [حق بودن] آنها نازل نکرده است؛ و معبودانی را می‌پرستند که به آن دانشی [برای استدلال بر ربوبیت آنها] ندارند و ستمکاران را [در قیامت] هیچ یاوری نیست.///و سواى الله چیزى را مى‌پرستند که هیچ دلیلى بر وجودش نازل نشده است و هیچ دانشى بدان ندارند. و ستمکاران یاورى ندارند.///و به جاى خدا چیزى را مى‌پرستند که بر [تأیید] آن حجتى نازل نکرده و بدان آگاهى ندارند. و ستمکاران را هیچ یاورى نیست///و به جاى خدا چیزى را مى‌پرستند که بر [تأیید] آن حجتى نازل نکرده و بدان دانشى ندارند، و براى ستمکاران یاورى نخواهد بود.///و کافران، به جاى خداوند، چیزى را مى‌پرستند که او هیچ دلیلى بر آن نازل نکرده است. و آنها نسبت به آن هیچ اطلاعى ندارند. و ستمگران را هیچ یاورى نیست.///و (این مشرکان) خدا را رها کرده و چیزی غیر او را می‌پرستند که بر پرستش آن هیچ دلیل و برهانی نفرستاده و نه خود علم و بصیرتی بدان دارند، (مشرکان، نادان و ستمکارند) و هرگز ستمکاران را یار و یاوری نخواهد بود.///و به جای خداوند چیزی را می‌پرستند که درباره آن برهانی نازل نکرده است، و چیزی را [می‌پرستند] که به آن علم ندارند، و ستمکاران [مشرک‌] یاوری ندارند///آنها غیر از خداوند، چیزهایی را می‌پرستند که او هیچ گونه دلیلی بر آن نازل نکرده است، و چیزهایی را که علم و آگاهی به آن ندارند! و برای ستمگران، یاور و راهنمایی نیست!///و پرستش کنند جز خدا آنچه را نفرستاد بدان فرمانروایی و آنچه نیستشان بدان دانشی و نیست ستمکاران را یاوری‌///و (بعضی از آفریدگان،) از غیر خدا، چیزی را می‌پرستند که (خدا) بر (تأیید) آن حجتی نازل نکرده و بدان (بینش و) دانشی (هم) ندارند. و برای ستمکاران هیچ یاوری نیست. quran_en_fa When Our Clear Signs are rehearsed to them, thou wilt notice a denial on the faces of the Unbelievers! they nearly attack with violence those who rehearse Our Signs to them. Say, "Shall I tell you of something (far) worse than these Signs? It is the Fire (of Hell)! Allah has promised it to the Unbelievers! and evil is that destination!" و هنگامی که آیات روشن ما را بر آنان می‌خوانند در چهره‌های کسانی که کافرند [اثر] انکار [و خشم] را می‌شناسی، آن چنان که نزدیک است [از شدت خشم] به کسانی که آیات ما را بر آنان می‌خوانند، بتازند، بگو: آیا شما را به بدتر از این [خشم و ناگواری که از شنیدن قرآن به شما دست می‌دهد] خبر دهم [آن] آتش [دوزخ] است که خدا آن را به کافران وعده داده است، و بد بازگشت گاهی است.///و هنگامی که آیات روشن ما را بر آنان می‌خوانند در چهره‌های کسانی که کافرند [اثر] انکار [و خشم] را می‌شناسی، آن چنان که نزدیک است [از شدت خشم] به کسانی که آیات ما را بر آنان می‌خوانند، بتازند، بگو: آیا شما را به بدتر از این [خشم و ناگواری که از شنیدن قرآن به شما دست می‌دهد] خبر دهم [آن] آتش [دوزخ] است که خدا آن را به کافران وعده داده است، و بد بازگشت گاهی است.///چون آیات روشنگر ما بر آنان خوانده شود، نشان انکار را بر چهره کافران مى‌شناسى؛ چنان که نزدیک باشد بر آنان که آیات را مى‌خوانند، حمله‌ور شوند. بگو: آیا شما را به چیزى بدتر از این آگاه کنم؟ آتش. خدا آن را به کسانى که ایمان نیاورده‌اند وعده داده است و آتش بد سرانجامى است.///و چون آیات روشن ما بر آنها تلاوت شود، در چهره‌ى کسانى که کافر شدند آثار ترشرویى و انکار را خواهى دید. چیزى نمانده است که بر کسانى که آیات ما را بر ایشان تلاوت مى‌کنند حمله‌ور شوند. بگو: آیا شما را به بدتر از این [که در کمین شماست‌] خبر بدهم؟ آن آتش د///و چون آیات روشن ما بر آنان خوانده مى‌شود، در چهره کسانى که کفر ورزیده‌اند [اثر] انکار را تشخیص مى‌دهى: چیزى نمانده که بر کسانى که آیات ما را برایشان تلاوت مى‌کنند حمله‌ور شوند. بگو: «آیا شما را به بدتر از این خبر دهم؟ [همان] آتش است که خدا آن را به کسانى که کفر ورزیده‌اند وعده داده، و چه بد سرانجامى است.»///و هنگامى که آیات روشن ما بر آنان خوانده مى‌شود، در چهره‌ى کسانى که کفر ورزیدند، [نشانه‌هاى] انکار را مى‌شناسى، [به­گونه‌اى که] نزدیک است به کسانى که آیات ما را بر آنان مى‌خوانند، حمله کنند. [به آنان] بگو: «آیا شما را به چیزى بدتر از این خبر دهم؟ آتشى که خداوند به کافران وعده داده است. و چه بد سرانجامى است!»///و هرگاه بر این کافران معاند آیات روشن ما تلاوت شود در چهره آن کافران به حدی اثر مخالفت و انکار مشاهده کنی که نزدیک است (از فرط غضب) بر مؤمنانی که آیات ما را بر آنان قرائت می‌کنند حمله‌ور شوند، (به آنها) بگو: آیا شما را به عذابی بدتر از این خبر دهم؟ آن آتش دوزخ است که خدا آن را به کافران وعده داده است و آنجا بسیار بد بازگشتگاهی خواهد بود.///و چون آیات روشنگر ما را بر آنان بخوانند، در چهره‌های کفرپیشگان [نشان‌] ناخوشایندی می‌بینی، نزدیک است که به کسانی که آیات ما را بر آنان می‌خوانند حمله برند، بگو آیا به از این بدتری [که در کمین شماست‌] آگاهتان کنم؟ آن آتش دوزخ است که خداوند به کافران وعده‌اش را داده است، و بد سرانجامی است‌///و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده می‌شود، در چهره کافران آثار انکار مشاهده می‌کنی، آنچنان که نزدیک است برخیزند و با مشت به کسانی که آیات ما را بر آنها میخوانند حمله کنند! بگو: «آیا شما را به بدتر از این خبر دهم؟ همان آتش سوزنده [= دوزخ‌] که خدا به کافران وعده داده؛ و بد سرانجامی است!»///و هر گاه خوانده شود بر ایشان آیتهای ما روشن بشناسی در چهره‌های آنان که کفر ورزیدند بدی را نزدیک است بتازند بر آنان که می‌خوانند بر ایشان آیتهای ما را بگو آیا آگهیتان دهم به بدتر از این آتش وعده دادش خدا بدانان که کفر ورزیدند و بد بازگشتگاهی است‌///و چون آیات ما با روشنایی (و روشنگری) بر آنان خوانده شود، در چهره‌های کسانی که کافر شدند (اثر انگار و) انکارشان را می‌شناسی؛ چیزی نمانده که بر کسانی که آیات ما را بر ایشان تلاوت می‌کنند سخت حمله‌ور شوند. بگو: «آیا پس شما را به بدتر از این خبری مهم دهم‌؟ (آن، همان) آتش است که خدا آن را به کسانی که کفر ورزیده‌اند وعده داده و چه بد سرانجامی است!» quran_en_fa O men! Here is a parable set forth! listen to it! Those on whom, besides Allah, ye call, cannot create (even) a fly, if they all met together for the purpose! and if the fly should snatch away anything from them, they would have no power to release it from the fly. Feeble are those who petition and those whom they petition! ای مردم! [برای شما و معبودانتان] مثلی زده شده است؛ پس به آن گوش فرا دهید، یقینا کسانی که به جای خدا می‌پرستید، هرگز نمی‌توانند مگسی بیافرینند اگر چه برای آفریدن آن گرد آیند و اگر مگس، چیزی را از آنان برباید، نمی‌توانند آن را از او بازگیرند، هم پرستش کنندگان و هم معبودان ناتوانند.///ای مردم! [برای شما و معبودانتان] مثلی زده شده است؛ پس به آن گوش فرا دهید، یقینا کسانی که به جای خدا می‌پرستید، هرگز نمی‌توانند مگسی بیافرینند اگر چه برای آفریدن آن گرد آیند و اگر مگس، چیزی را از آنان برباید، نمی‌توانند آن را از او بازگیرند، هم پرستش کنندگان و هم معبودان ناتوانند.///اى مردم، مثلى زده شد. بدان گوش دهید. کسانى که آنها را به جاى الله به خدایى مى‌خوانید، اگر همه گرد آیند مگسى را نخواهند آفرید؛ و اگر مگسى چیزى از آنها برباید بازستاندنش را نتوانند. طالب و مطلوب هر دو ناتوانند.///اى مردم مثلى زده شده است، پس بدان گوش فرا دهید: کسانى را که جز خدا مى‌خوانید، هرگز مگسى را خلق نتوانند کرد هر چند براى آفریدن آن گرد آیند، و اگر آن مگس چیزى از آنها برباید نمى‌توانند آن را پس بگیرند. طالب و مطلوب هر دو ناتوانند///اى مردم، مثلى زده شد. پس بدان گوش فرا دهید: کسانى را که جز خدا مى‌خوانید هرگز [حتى‌] مگسى نمى‌آفرینند، هر چند براى [آفریدن‌] آن اجتماع کنند، و اگر آن مگس چیزى از آنان برباید نمى‌توانند آن را بازپس گیرند. طالب و مطلوب هر دو ناتوانند.///اى مردم! مثلى زده شده است، پس [با دقت] به آن گوش فرادهید. کسانى را که به جاى خداى یکتا مى‌خوانید، هرگز نمى‌توانند [حتى‌] مگسى بیافرینند، هر چند براى این کار دست به دست هم دهند. و اگر آن مگس، چیزى از آنان برباید، نمى‌توانند از او بازپس گیرند! طالب و مطلوب هر دو ناتوانند. [هم پرستش‌کنندگان و هم معبودان.]///ای مردم (مشرک کافر) مثلی زده شده بدان گوش فرا دارید (تا حقیقت حال خود بدانید): آن بتهای جماد که به جای خدا (معبود خود) می‌خوانید هرگز بر خلقت مگسی هر چند همه اجتماع کنند قادر نیستند، و اگر مگس (ناتوان) چیزی از آنها بگیرد قدرت بر باز گرفتن آن ندارند، (بدانید که) طالب و مطلوب (یعنی بت و بت‌پرست یا عابد و معبود یا مگس و بتان) هر دو ناچیز و ناتوانند.///ای مردم مثلی زده می‌شود که به آن گوش فرادهید کسانی که به جای خداوند می‌پرستید، اگر هم دست یکی کنند، هرگز مگسی را هم نتوانند آفرید، و اگر مگس چیزی از آنان برباید، نمی‌توانند آن را از او بازپس گیرند، هم پرستنده و هم پرستیده ناتوانند///ای مردم! مثلی زده شده است، به آن گوش فرا دهید: کسانی را که غیر از خدا می‌خوانید، هرگز نمی‌توانند مگسی بیافرینند، هر چند برای این کار دست به دست هم دهند! و هرگاه مگس چیزی از آنها برباید، نمی‌توانند آن را باز پس گیرند! هم این طلب‌کنندگان ناتوانند، و هم آن مطلوبان (هم این عابدان، و هم آن معبودان)!///ای مردم زده شد مثلی پس بشنویدش همانا آنان که می‌خوانید جز خدا هرگز نیافرند مگسی را و هر چند گرد آیند برای آن و اگر بربایدشان مگس چیزی را نستانندش از آن ناتوانند خواهنده و خواسته‌///هان ای مردمان! مثلی زده شد، پس آن را به گوش برگیرید. بی‌گمان کسانی را که از (آفریدگان) غیر خدا می‌خوانید، هرگز (حتی) مگسی هم نیافریدند، و گرچه برای (آفریدن) آن اجتماع کنند. و اگر (هم) آن مگس چیزی از آنان برباید، آن را با هیچ کوششی از او باز پس نگیرند؛ طالب [: این جویندگان] و مطلوب [: آن مگس] هر دو ناتوانند. quran_en_fa No just estimate have they made of Allah: for Allah is He Who is strong and able to Carry out His Will. خدا را آن گونه که سزاوار اوست نشناختند، بی تردید خدا نیرومند و توانای شکست ناپذیر است.///خدا را آن گونه که سزاوار اوست نشناختند، بی تردید خدا نیرومند و توانای شکست ناپذیر است.///خدا را چنان که سزاى اوست نشناختند. هر آینه خدا نیرومند و پیروز است.///منزلت خدا را چنان که در خور اوست نشناختند. به راستى خدا نیرومند شکست ناپذیر است///قدر خدا را چنانکه در خور اوست نشناختند. در حقیقت، خداست که نیرومند شکست‌ناپذیر است.///[مشرکان،] خدا را آن‌گونه که شایسته‌ی اوست، بزرگ نداشتند. قطعا خداوند نیرومند و شکست‌ناپذیر است.///(این مشرکان) مقام خدا را آن گونه که شایسته اوست نشناختند، (و گرنه جماد ناتوانی را خدا نمی‌خواندند) خدا ذاتی است بی‌نهایت توانا و بی‌همتای شکست ناپذیر.///خداوند را چنانکه سزاوار ارج اوست، ارج نگذاشتند، بی‌گمان خداوند توانای پیروزمند است‌///خدا را آن گونه که باید بشناسند نشناختند؛ خداوند قوی و شکست‌ناپذیر است!///ارج نگذاشتند خدا را حق ارجمندیش همانا خدا است توانای عزتمند///قدر (و منزلت الوهیت و ربوبیت) خدا را چنان که سزاوار اوست نشناختند. در حقیقت، خداست که همواره بسی نیرومند عزیز است. quran_en_fa Allah chooses messengers from angels and from men for Allah is He Who hears and sees (all things). خدا از میان فرشتگان و از میان مردم رسولانی [برای هدایت مردم] برمی گزیند [تا فرشتگان وحی را دریافت کنند و به پیامبران برسانند و پیامبران هم وحی را پس از دریافت از فرشتگان به مردم ابلاغ کنند]؛ یقینا خدا شنوا و بیناست.///خدا از میان فرشتگان و از میان مردم رسولانی [برای هدایت مردم] برمی گزیند [تا فرشتگان وحی را دریافت کنند و به پیامبران برسانند و پیامبران هم وحی را پس از دریافت از فرشتگان به مردم ابلاغ کنند]؛ یقینا خدا شنوا و بیناست.///خدا از میان فرشتگان و مردمان رسولانى برمى‌گزیند. هر آینه خدا شنوا و بیناست.///خدا از میان فرشتگان رسولانى بر مى‌گزیند و از مردم نیز. بى‌گمان خدا شنواى بیناست///خدا از میان فرشتگان رسولانى برمى‌گزیند، و نیز از میان مردم. بى‌گمان خدا شنواى بیناست.///خداوند از میان فرشتگان و مردم، رسولانى برمى‌انگیزد. همانا خداوند شنوا و بیناست.///خداست که از میان فرشتگان و آدمیان رسولانی برمی‌گزیند، که همانا خدا (به سخن عالمیان) شنوا و (به لیاقت آنان) بیناست.///خداوند از میان فرشتگان و مردمان، پیامبرانی برمی‌گزیند، بی‌گمان خداوند شنوای بیناست‌///خداوند از فرشتگان رسولانی برمی‌گزیند، و همچنین از مردم؛ خداوند شنوا و بیناست!///خدا بگزیند از فرشتگان فرستادگانی و از مردم همانا خدا است شنوای بینا///خدا از میان فرشتگان رسولانی برمی‌گزیند و (نیز) از میان مردمان. بی‌گمان خدا بسی شنوای بسیار بیناست. quran_en_fa He knows what is before them and what is behind them: and to Allah go back all questions (for decision). همه اعمال و احوال گذشته [رسولان چه فرشته و چه بشر] و [همه اعمال و احوال] آینده آنان را می‌داند؛ و همه کارها به خدا بازگردانده می‌شود.///همه اعمال و احوال گذشته [رسولان چه فرشته و چه بشر] و [همه اعمال و احوال] آینده آنان را می‌داند؛ و همه کارها به خدا بازگردانده می‌شود.///آنچه را که در پیش رویشان است و آنچه را که پشت سرشان است مى‌داند. و همه کارها بدو بازمى‌گردد.///آنچه پیش رویشان و آنچه پشت سرشان است (گذشته و آینده‌ى آنها را) مى‌داند و همه کارها به خدا بازگردانده مى‌شود///آنچه در دسترس آنان و آنچه پشت سرشان است مى‌داند و [همه‌] کارها به خدا بازگردانیده مى‌شود.///آینده و گذشته‌ی آنها را مى‌داند. و تمام کارها به خدا بازگردانده مى‌شود.///او به علم ازلی آنچه در نظر این مردم پیدا و آنچه ناپیداست همه را می‌داند و بازگشت کلیه امور به سوی خداست.///هرچه پیش روی آنان و پشت‌سرشان است، می‌داند، و همه کارها به خداوند بازگردانده می‌شود///آنچه را در پیش روی آنها و پشت سر آنهاست می‌داند؛ و همه امور بسوی خدا بازمی‌گردد.///داند آنچه پیش روی ایشان و آنچه پشت سر ایشان است و بسوی خدا بازگردانیده شوند کارها///آنچه را پیش روی آنان و آنچه پشت (سر) شان است می‌داند و همه‌ی امور [: کارها، چیزها و فرمان‌ها] تنها به خدا بازگردانیده می‌شوند. quran_en_fa O ye who believe! bow down, prostrate yourselves, and adore your Lord; and do good; that ye may prosper. ای اهل ایمان! رکوع به جا آورید و سجده نمایید و پروردگارتان را عبادت کنید و کار نیک انجام دهید تا رستگار شوید.///ای اهل ایمان! رکوع به جا آورید و سجده نمایید و پروردگارتان را عبادت کنید و کار نیک انجام دهید تا رستگار شوید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، رکوع کنید و سجده کنید و پروردگارتان را بپرستید و کارهاى نیک به جاى آورید، باشد که رستگار گردید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! رکوع کنید و سجده آورید و پروردگارتان را بندگى کنید و کار خیر انجام دهید، باشد که رستگار شوید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، رکوع و سجود کنید و پروردگارتان را بپرستید و کار خوب انجام دهید، باشد که رستگار شوید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! رکوع کنید و سجده نمایید و پروردگارتان را عبادت کنید و کار نیک انجام دهید، باشد که رستگار شوید.///ای اهل ایمان، در برابر خدا رکوع و سجود آرید و (با توجه و بی‌ریا و خالص) پروردگار خود را پرستید و کار نیکو کنید، باشد که رستگار شوید.///ای مؤمنان به رکوع و سجود [/نماز] بپردازید و پروردگارتان را بپرستید، و نیکی کنید، باشد که رستگار شوید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! رکوع کنید، و سجود بجا آورید، و پروردگارتان را عبادت کنید، و کار نیک انجام دهید، شاید رستگار شوید!///ای آنان که ایمان آوردید رکوع گزارید و سجده کنید و پرستش کنید پروردگار خود را و بکنید خوبی را شاید رستگار شوید///هان ای کسانی که ایمان آوردید! رکوع و سجود کنید و پروردگارتان را بپرستید و کار خیر را انجام دهید، شاید (خود و دیگران را) رستگار کنید. quran_en_fa And strive in His cause as ye ought to strive, (with sincerity and under discipline). He has chosen you, and has imposed no difficulties on you in religion; it is the cult of your father Abraham. It is He Who has named you Muslims, both before and in this (Revelation); that the Messenger may be a witness for you, and ye be witnesses for mankind! So establish regular Prayer, give regular Charity, and hold fast to Allah! He is your Protector - the Best to protect and the Best to help! و در راه خدا چنان که شایسته جهاد است، جهاد کنید؛ او شما را برگزید و بر شما در دین هیچ مشقت و سختی قرار نداد. [در دینتان گشایش و آسانی قرار داد مانند گشایش و آسانی] آیین پدرتان ابراهیم، او شما را پیش از این «مسلمان» نامید و در این [قرآن هم به همین عنوان نامگذاری شده‌اید] تا پیامبر گواه بر شما باشد و شما هم گواه بر مردم باشید؛ پس نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و به خدا تمسک جویید. او سرپرست و یاور شماست؛ چه خوب سرپرست و یاوری و چه نیکو یاری دهنده‌ای است.///و در راه خدا چنان که شایسته جهاد است، جهاد کنید؛ او شما را برگزید و بر شما در دین هیچ مشقت و سختی قرار نداد. [در دینتان گشایش و آسانی قرار داد مانند گشایش و آسانی] آیین پدرتان ابراهیم، او شما را پیش از این «مسلمان» نامید و در این [قرآن هم به همین عنوان نامگذاری شده‌اید] تا پیامبر گواه بر شما باشد و شما هم گواه بر مردم باشید؛ پس نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و به خدا تمسک جویید. او سرپرست و یاور شماست؛ چه خوب سرپرست و یاوری و چه نیکو یاری دهنده‌ای است.///در راه خداوند چنان که باید جهاد کنید. او شما را برگزید. و برایتان در دین هیچ تنگنایى پدید نیاورد. کیش پدرتان ابراهیم است. او پیش از این و در این شما را مسلمان نامید. تا پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر دیگر مردم گواه باشید. پس نماز بگزارید و زکات بدهید و به خدا توسل جویید. اوست مولاى شما. چه مولایى نیکو و چه یاورى نیکو.///و در راه خدا چنان که شایسته اوست جهاد کنید. او شما را برگزید و بر شما در این دین سختى قرار نداد که آیین پدرتان ابراهیم است. او شما را از پیش و هم در این قرآن مسلمان نامید تا این پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشید. پس نماز را بر پا داری///و در راه خدا چنانکه حق جهاد [در راه‌] اوست جهاد کنید، اوست که شما را [براى خود] برگزیده و در دین بر شما سختى قرار نداده است. آیین پدرتان ابراهیم [نیز چنین بوده است‌] او بود که قبلا شما را مسلمان نامید، و در این [قرآن نیز همین مطلب آمده است‌] تا این پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشید. پس نماز را برپا دارید و زکات بدهید و به پناه خدا روید. او مولاى شماست؛ چه نیکو مولایى و چه نیکو یاورى.///و در راه خدا جهاد کنید، چنان که شایسته‌ی جهاد [در راه] اوست. او شما را [بر همه‌ى امت‌ها] برگزید و در دین [اسلام] هیچ‌گونه دشوارى بر شما قرار نداد. آیین پدرتان ابراهیم [را پیروى کنید]، او که شما را از پیش مسلمان نامید، و در این [کتاب نیز چنین است،] تا این پیامبر بر شما گواه باشد، و شما [نیز] بر مردم گواه باشید. پس نماز برپا دارید و زکات بپردازید، و به [ریسمان] خداوند چنگ زنید، که او مولا و سرپرست شماست. پس چه خوش مولایی و چه خوب یاورى!///و حق جهاد در راه او را (با دشمنان دین و با نفس اماره) به جای آرید (و در طلب رضای او به قدر طاقت بکوشید) او شما را برگزیده (و به دین خود سرافراز کرده) و در مقام تکلیف بر شما مشقت و رنج ننهاده (و این آیین اسلام) مانند آیین پدر شما ابراهیم (خلیل است)، او (خدا) شما امت را پیش از این (در صحف او) و در این قرآن مسلمان نامیده تا این رسول بر شما و شما بر سایر خلق گواه (خداپرستی) باشید، پس نماز به پا دارید و زکات بدهید و به خدا (و کتاب او) متوسل شوید، که او مولی (و پادشاه و نگهبان و حافظ و ناصر) شماست و نیکو مولی و نیکو ناصری است.///و در راه خدا چنانکه سزاوار جهاد اوست جهاد کنید، او شما را برگزیده است و برای شما در دینتان محظوری قرار نداده است، که آیین پدرتان ابراهیم است، همو که شما را از پیش مسلمان نامید، و در این [کتاب‌] هم [مسلمان نامیده شده‌اید]، تا سرانجام پیامبر گواه بر شما و شما گواه بر مردمان باشید، پس نماز برپا دارید و زکات بدهید و به خداوند پناه برید، او سرور شماست، چه نیکو سروری و چه نیکو یاوری‌///و در راه خدا جهاد کنید، و حق جهادش را ادا نمایید! او شما را برگزید، و در دین (اسلام) کار سنگین و سختی بر شما قرار ندارد؛ از آیین پدرتان ابراهیم پیروی کنید؛ خداوند شما را در کتابهای پیشین و در این کتاب آسمانی «مسلمان» نامید، تا پیامبر گواه بر شما باشد، و شما گواهان بر مردم! پس نماز را برپا دارید، و زکات را بدهید، و به خدا تمسک جویید، که او مولا و سرپرست شماست! چه مولای خوب، و چه یاور شایسته‌ای!///و بکوشید در راه خدا سزای کوشش او او برگزید شما را و ننهاد بر شما در دین رنجی را ملت پدر شما ابراهیم او نامیدتان مسلمانان از پیش و در این (قرآن) تا باشد پیمبر گواهی بر شما و باشید گواهان بر مردم پس بپا دارید نماز را و بدهید زکات را و نگهداری از خدا جوئید او است سرپرست شما چه خوب سرپرست و چه خوب یاوری است‌///و در راه خدا چنان که حق جهاد (در راه) اوست جهاد کنید. اوست که شما را برگزید و در دین بر شما هیچ گونه حرج و تنگنایی قرار نداد. (نگهبان) روش (ربانی) پدرتان، ابراهیم، باشید. او بود که از پیش شما را مسلمان نامید و در این (قرآن نیز همان آمده است) تا پیامبر بر شما گواه باشد و شما (هم) بر مردمان گواه باشید. پس نماز را بر پا بدارید و زکات را بدهید و به خدا پناه و عصمت گیرید. او مولای شماست‌؛ چه نیکو مولایی و چه نیکو یاوری. quran_en_fa The believers must (eventually) win through,- بی تردید مؤمنان رستگار شدند.///بی تردید مؤمنان رستگار شدند.///به تحقیق رستگار شدند مؤمنان:///به راستى که مؤمنان رستگار شدند///به راستى که مؤمنان رستگار شدند،///به راستی مؤمنان رستگار شدند.///همانا اهل ایمان به فیروزی و رستگاری رسیدند.///به راستی که مؤمنان رستگار شوند///مؤمنان رستگار شدند؛///همانا رستگار شدند مؤمنان‌///مؤمنان بی‌گمان (خودشان و دیگران را) رستگار کردند. quran_en_fa Those who humble themselves in their prayers; آنان که در نمازشان [به ظاهر] فروتن [و به باطن با حضور قلب] اند.///آنان که در نمازشان [به ظاهر] فروتن [و به باطن با حضور قلب] اند.///آنان که در نمازشان خشوع مى‌ورزند،///آنان که در نمازشان خاشع‌اند///همانان که در نمازشان فروتنند،///همان کسانى که در نمازشان فروتنی دارند.///آنان که در نماز خود خاضع و خاشعند.///همان کسانی که در نمازشان فروتنند///آنها که در نمازشان خشوع دارند؛///آنان که در نماز خویشند فروتنان‌///کسانی که ایشان در نمازشان دلباختگانند. quran_en_fa Who avoid vain talk; و آنان که از [هر گفتار و کردار] بیهوده و بی فایده روی گردانند،///و آنان که از [هر گفتار و کردار] بیهوده و بی فایده روی گردانند،///و آنان که از بیهوده اعراض مى‌کنند،///و آنان که از بیهوده رویگردانند///و آنان که از بیهوده رویگردانند،///و آنان که از بیهودگی روى‌گردانند.///و آنان که از لغو و سخن باطل اعراض و احتراز می‌کنند.///و کسانی که از [کار و سخن‌] بیهوده رویگردانند///و آنها که از لغو و بیهودگی روی‌گردانند؛///و آنان که از یاوه (بیهده) اند روی‌گردانان‌///و کسانی که ایشان از (کارهای) بیهوده رویگردانانند. quran_en_fa Who are active in deeds of charity; و آنان که پرداخت کننده زکات اند،///و آنان که پرداخت کننده زکات اند،///و آنان که زکات را مى‌پردازند،///و آنان که زکات مى‌پردازند///و آنان که زکات مى‌پردازند،///و همان کسانى که زکات مى‌پردازند.///و آنان که زکات (مال خود را به فقرا) می‌دهند.///و کسانی که زکات می‌پردازند///و آنها که زکات را انجام می‌دهند؛///و آنانکه هستند زکات را کنندگان‌///و کسانی که ایشان برای زکات، فاعلان (و کارگزاران) اند. quran_en_fa Who abstain from sex, و آنان که نگه دارنده دامنشان [از شهوت‌های حرام] اند،///و آنان که نگه دارنده دامنشان [از شهوت‌های حرام] اند،///و آنان که شرمگاه خود را نگه مى‌دارند،///و کسانى که شرمگاه خود را حفظ مى‌کنند///و کسانى که پاکدامنند،///و آنان که دامان خود را نگه مى‌دارند.///و آنان که فروج و اندامشان را از عمل حرام نگاه می‌دارند.///و کسانی که پاکدامنی می‌ورزند///و آنها که دامان خود را (از آلوده‌شدن به بی‌عفتی) حفظ می‌کنند؛///و آنان که برای فرجهای خویشتند نگهدارندگانند///و کسانی که ایشان برای عورت‌هاشان نگهبانانند. quran_en_fa Except with those joined to them in the marriage bond, or (the captives) whom their right hands possess,- for (in their case) they are free from blame, مگر در [کام جویی از] همسران یا کنیزانشان، که آنان [در این زمینه] مورد سرزنش نیستند.///مگر در [کام جویی از] همسران یا کنیزانشان، که آنان [در این زمینه] مورد سرزنش نیستند.///جز بر همسران یا کنیزان خویش، که در نزدیکى با آنان مورد ملامت قرار نمى‌گیرند؛///مگر در مورد همسرانشان یا کنیزانى که مالک آنها شده‌اند که در این صورت بر آنان ملامتى نیست///مگر در مورد همسرانشان یا کنیزانى که به دست آورده‌اند، که در این صورت بر آنان نکوهشى نیست.///مگر با همسرانشان، یا کنیزانى که به دست آورده‌اند، پس آنان [در آمیزش با این دو گروه] سرزنش نمى‌شوند.///مگر بر جفتهاشان (که زنان عقدی آنها باشند) یا کنیزان ملکی متصرفی آنها که هیچ‌گونه ملامتی (در مباشرت این زنان) بر آنها نیست.///مگر در مورد زنانشان یا ملک یمینشان، که در این صورت نکوهیده نیستند///تنها آمیزش جنسی با همسران و کنیزانشان دارند، که در بهره‌گیری از آنان ملامت نمی‌شوند؛///مگر بر همسران خود یا آنچه دارا است دستهای ایشان که ایشانند نانکوهیدگان‌///مگر بر همسرانشان یا دستاوردشان (مانند کنیزان که) بی‌گمان بر آنان نکوهشی نیست. quran_en_fa But those whose desires exceed those limits are transgressors;- پس کسانی [که در بهره گیری جنسی، راهی] غیر از این جویند، تجاوزکار [از حدود حق] هستند.///پس کسانی [که در بهره گیری جنسی، راهی] غیر از این جویند، تجاوزکار [از حدود حق] هستند.///و کسانى که غیر از این دو بجویند از حد خویش تجاوز کرده‌اند.///پس کسانى که سواى این را بجویند، آنان حتما متجاوزند///پس هر که فراتر از این جوید، آنان از حد درگذرندگانند.///پس کسانی که فراتر از این بجویند، آنان [از حدود الهی‌] تجاوز کرده‌اند.///و کسی که غیر این (زنان حلال) را به مباشرت طلبد البته چنین کسانی ستمکار و متعدی خواهند بود.///پس هر کس که از این فراتر رود، اینانند که تجاوزکارند///و کسانی که غیر از این طریق را طلب کنند، تجاوزگرند!///و آنکو خواهد ماورای این را پس آنانند تجاوزکنندگان‌///پس هر کس فراتر از این جوید، آنان، (هم) آنان متجاوزانند. quran_en_fa Those who faithfully observe their trusts and their covenants; و آنان که امانت‌ها و پیمان‌های خود را رعایت می‌کنند،///و آنان که امانت‌ها و پیمان‌های خود را رعایت می‌کنند،///و آنان که امانتها و پیمانهاى خود مراعات مى‌کنند،///و آنان که امانت‌ها و پیمان خود را رعایت مى‌کنند///و آنان که امانتها و پیمان خود را رعایت مى‌کنند،///و [مؤمنان رستگار] کسانى هستند که امانت‌ها و پیمان‌هاى خود را رعایت مى‌کنند.///و آنان که به امانتها و عهد و پیمان خود کاملا وفا می‌کنند.///و نیز [رستگار شوند] کسانی که رعایتگر امانتهایشان و پیمانهایشان هستند///و آنها که امانتها و عهد خود را رعایت می‌کنند؛///و آنان که امانتها و عهدهای خویش را هستند رعایت‌کنندگان‌///و کسانی که برای امانت‌ها و پیمان‌هاشان رعایت‌کنندگانند. quran_en_fa And who (strictly) guard their prayers;- و آنان که همواره بر [اوقات و شرایط ظاهری و معنوی] نمازهایشان محافظت دارند.///و آنان که همواره بر [اوقات و شرایط ظاهری و معنوی] نمازهایشان محافظت دارند.///و آنان که بر نمازهاى خود مواظبند،///و آنان که بر نمازهایشان محافظت دارند///و آنان که بر نمازهایشان مواظبت مى‌نمایند،///و آنان بر نمازهاى خود مواظبت دارند.///و آنان که بر نمازهاشان (و همه اوقات و شرایط ظاهر و باطن نماز) محافظت دارند.///و کسانی که بر نمازهای خویش مواظبت دارند///و آنها که بر نمازهایشان مواظبت می‌نمایند؛///و آنان که بر نمازهای خویشند مواظبت‌کنندگان‌///و کسانی که بر نمازهایشان نگهبانانند. quran_en_fa These will be the heirs, اینانند که وارثان اند،///اینانند که وارثان اند،///اینان میراث‌بران هستند:///آنها هستند که وارثان‌اند///آنانند که خود وارثانند،///آنان وارثانند،///چنین کسان وارث (مقام عالی بهشت) اند.///اینانند که میراث برند///(آری،) آنها وارثانند!///آنانند ارث‌برندگان‌///ایشان خودشان وارثانند. quran_en_fa Who will inherit Paradise: they will dwell therein (for ever). وارثانی که [از روی شایستگی] بهشت فردوس را به میراث می‌برند [و] در آن جاودانه‌اند.///وارثانی که [از روی شایستگی] بهشت فردوس را به میراث می‌برند [و] در آن جاودانه‌اند.///که فردوس را که همواره در آن جاویدانند به میراث مى‌برند.///[وارثانى‌] که فردوس را به ارث مى‌برند و در آن جاودان مى‌مانند///همانان که بهشت را به ارث مى‌برند و در آنجا جاودان مى‌مانند.///کسانى که بهشت برین را ارث مى‌برند، و در آن جاودانه خواهند ماند.///که بهشت فردوس ارث آن خوبان و منزلگاه ابدی آن پاکان است.///که فردوس را به ارث می‌برند و در آن جاودانه‌اند///(وارثانی) که بهشت برین را ارث می‌برند، و جاودانه در آن خواهند ماند!///که ارث برند بهشت را ایشانند در آن جاودانان‌///کسانی که بهشت را به ارث می‌برند، و در آنجا ایشان جاودانانند quran_en_fa Man We did create from a quintessence (of clay); و یقینا ما انسان را از [عصاره و] چکیده‌ای از گل آفریدیم،///و یقینا ما انسان را از [عصاره و] چکیده‌ای از گل آفریدیم،///هر آینه ما انسان را از گل خالص آفریدیم.///و همانا انسان را از عصاره‌اى از گل آفریدیم///و به یقین، انسان را از عصاره‌اى از گل آفریدیم.///و همانا ما انسان را از عصاره‌اى از گل آفریدیم.///و همانا ما آدمی را از گل خالص آفریدیم.///و به راستی که انسان را از چکیده گل آفریدیم‌///و ما انسان را از عصاره‌ای از گل آفریدیم؛///و همانا آفریدیم انسان را از کشیده‌ای (یا چکیده) از گل‌///و بی‌گمان انسان را به‌راستی از عصاره‌ای، از گلی آفریدیم. quran_en_fa Then We placed him as (a drop of) sperm in a place of rest, firmly fixed; سپس آن را نطفه‌ای در قرارگاهی استوار [چون رحم مادر] قرار دادیم.///سپس آن را نطفه‌ای در قرارگاهی استوار [چون رحم مادر] قرار دادیم.///سپس او را نطفه‌اى در جایگاهى استوار قرار دادیم.///سپس او را به صورت نطفه‌اى در جایگاهى استوار قرار دادیم///سپس او را [به صورت‌] نطفه‌اى در جایگاهى استوار قرار دادیم.///سپس او را به صورت نطفه در جایگاهى استوار قرار دادیم.///آن‌گاه او را نطفه گردانیده و در جای استوار (صلب و رحم) قرار دادیم.///آنگاه او را به صورت نطفه‌ای در جایگاهی استوار قرار دادیم‌///سپس او را نطفه‌ای در قرارگاه مطمئن [= رحم‌] قرار دادیم؛///پس گردانیدیمش چکه آبی در آرامگاهی جایدار///سپس او را (به صورت) نطفه‌ای در جایگاهی استوار قرار دادیم. quran_en_fa Then We made the sperm into a clot of congealed blood; then of that clot We made a (foetus) lump; then we made out of that lump bones and clothed the bones with flesh; then we developed out of it another creature. So blessed be Allah, the best to create! آن گاه آن نطفه را علقه گرداندیم، پس آن علقه را به صورت پاره گوشتی درآوردیم، پس آن پاره گوشت را استخوان هایی ساختیم و بر استخوان‌ها گوشت پوشاندیم، سپس او را با آفرینشی دیگر پدید آوردیم؛ پس همیشه سودمند و بابرکت است خدا که نیکوترین آفرینندگان است.///آن گاه آن نطفه را علقه گرداندیم، پس آن علقه را به صورت پاره گوشتی درآوردیم، پس آن پاره گوشت را استخوان هایی ساختیم و بر استخوان‌ها گوشت پوشاندیم، سپس او را با آفرینشی دیگر پدید آوردیم؛ پس همیشه سودمند و بابرکت است خدا که نیکوترین آفرینندگان است.///آنگاه از آن نطفه، لخته خونى آفریدیم و از آن لخته خون، پاره‌گوشتى و از آن پاره‌گوشت، استخوانها آفریدیم و استخوانها را به گوشت پوشانیدیم؛ بار دیگر او را آفرینشى دیگر دادیم. در خور تعظیم است خداوند، آن بهترین آفرینندگان.///آن‌گاه نطفه را لخته خونى کردیم، و لخته خون را به پاره گوشتى مبدل نمودیم پس آن را استخوان‌ها کردیم، آن‌گاه به استخوان‌ها گوشتى پوشاندیم، سپس آن را آفرینشى دیگر دادیم [و در آن روح دمیدیم‌]. پس پرخیر و پاینده است خدایى که بهترین آفرینندگان است///آنگاه نطفه را به صورت علقه درآوردیم. پس آن علقه را [به صورت‌] مضغه گردانیدیم، و آنگاه مضغه را استخوانهایى ساختیم، بعد استخوانها را با گوشتى پوشانیدیم، آنگاه [جنین را در] آفرینشى دیگر پدید آوردیم. آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است.///سپس از نطفه، لخته خونى آفریدیم. آن‌گاه لخته خون را پاره گوشتى ساختیم، و پاره گوشت را به صورت استخوان‌هایى درآوردیم، و استخوان‌ها را گوشتی پوشاندیم. سپس آن را آفرینش تازه‌اى دادیم، پس آفرین بر خدا، و پرخیر و برکت است او که بهترین آفرینندگان است.///آن‌گاه نطفه را علقه و علقه را گوشت پاره و باز آن گوشت را استخوان ساختیم و سپس بر استخوانها گوشت پوشانیدیم (و پیکری کامل کردیم) پس از آن (به دمیدن روح پاک مجرد) خلقتی دیگرش انشا نمودیم؛ آفرین بر (قدرت کامل) خدای که بهترین آفرینندگان است.///آنگاه نطفه را به صورت خون بسته و سپس خون بسته را به صورت گوشت پاره درآوردیم، و سپس گوشت پاره را استخواندار کردیم و آنگاه بر استخوانها پرده‌ای گوشت پوشاندیم، آنگاه آن را به صورت آفرینشی دیگر پدید آوردیم، بزرگا خداوندا که بهترین آفرینندگان است‌///سپس نطفه را بصورت علقه [= خون بسته‌]، و علقه را بصورت مضغه [= چیزی شبیه گوشت جویده شده‌]، و مضغه را بصورت استخوانهایی درآوردیم؛ و بر استخوانها گوشت پوشاندیم؛ سپس آن را آفرینش تازه‌ای دادیم؛ پس بزرگ است خدایی که بهترین آفرینندگان است!///پس آفریدیم نطفه (چکه) را خونی بسته پس آفریدیم خون را گوشتی جویده پس آفریدیم گوشت را استخوانهائی پس پوشانیدیم استخوانها را گوشتی سپس پدید آوردیمش آفرینشی دیگر پس خجسته باد خدا بهترین آفرینندگان‌///سپس نطفه را (به صورت) علقه‌ای [: آویزکی] در آوردیم. پس علقه را (به صورت) گوشتکی لهیده آفریدیم و آن‌گاه (هم) آن گوشتک لهیده را استخوان‌هایی آفریدیم. پس (از آن)، استخوان‌ها را با گوشتی پوشاندیم (و) سپس جنین را آفریده‌ای دگر [: روح] ایجاد نمودیم. پس خدا بسی مبارک (و) بهترین آفرینندگان است. quran_en_fa After that, at length ye will die سپس همه شما بعد از این می‌میرید.///سپس همه شما بعد از این می‌میرید.///و بعد از این همه شما خواهید مرد.///سپس شما بعد از این [مراحل‌] قطعا خواهید مرد///بعد از این [مراحل‌] قطعا خواهید مرد.///سپس شما بی‌تردید بعد از آن [مراحل،] مى‌میرید.///باز شما آدمیان همه خواهید مرد.///سپس شما پس از اینها میرا هستید///سپس شما بعد از آن می‌میرید؛///سپس شمائید پس از آن هر آینه مردگان‌///سپس شما به‌راستی پس از این (مراحل) بی‌چون مردگانید. quran_en_fa Again, on the Day of Judgment, will ye be raised up. آن گاه شما مسلما روز قیامت برانگیخته می‌شوید.///آن گاه شما مسلما روز قیامت برانگیخته می‌شوید.///باز در روز قیامت زنده مى‌گردید.///آن‌گاه شما روز رستاخیز برانگیخته مى‌شوید///آنگاه شما در روز رستاخیز برانگیخته خواهید شد.///آن‌گاه روز قیامت برانگیخته مى‌شوید.///و آن‌گاه روز قیامت به یقین تمام مبعوث خواهید شد.///سپس شما در روز قیامت برانگیخته شوید///سپس در روز قیامت برانگیخته می‌شوید!///سپس همانا شما روز قیامت برانگیخته می‌شوید///سپس بی‌گمان شما در روز رستاخیز (تان) برانگیخته خواهید شد. quran_en_fa And We have made, above you, seven tracts; and We are never unmindful of (our) Creation. و بی تردید بالای سرتان هفت آسمان [که هر یک بر فراز دیگری است] آفریدیم، و ما از آفریده‌ها بی خبر نیستیم.///و بی تردید بالای سرتان هفت آسمان [که هر یک بر فراز دیگری است] آفریدیم، و ما از آفریده‌ها بی خبر نیستیم.///و بر فراز سرتان هفت آسمان بیافریدیم، حال آنکه از این مخلوق غافل نبوده‌ایم.///و به راستى ما بالاى سر شما هفت راه [هفت آسمان‌] آفریدیم و ما از آفرینش غافل نبوده‌ایم///و به راستى [ما] بالاى سر شما هفت راه [آسمانى‌] آفریدیم و از [کار] آفرینش غافل نبوده‌ایم.///و همانا ما بالاى سر شما، هفت راه [آسمانی] آفریدیم، و ما از خلق [و جهان هستى] غافل نبوده‌ایم.///و همانا مافوق شما (خاکیان) هفت آسمان (عالم پاک) را فراز یکدیگر آفریدیم و لحظه‌ای از توجه به خلق غافل نبوده و نخواهیم بود.///و به راستی که برفراز شما هفت طبقه [آسمان‌] آفریده‌ایم، و ما هرگز از آفرینش غافل نبوده‌ایم‌///ما بر بالای سر شما هفت راه [= طبقات هفتگانه آسمان‌] قرار دادیم؛ و ما (هرگز) از خلق (خود) غافل نبوده‌ایم!///و همانا آفریدیم فراز شما هفت راه و نبودیم از آفرینش ناآگاهان‌///و به‌راستی بی‌چون ما بر سر (و سامان) تان هفت راه (راهوار) بیافریدیم. و از آفرینش و آفریدگان غافل نبوده‌ایم. quran_en_fa And We send down water from the sky according to (due) measure, and We cause it to soak in the soil; and We certainly are able to drain it off (with ease). و از آسمان، آبی به اندازه نازل کردیم و آن را در زمین جای دادیم؛ و بی تردید به از بین بردن آن کاملا توانمندیم.///و از آسمان، آبی به اندازه نازل کردیم و آن را در زمین جای دادیم؛ و بی تردید به از بین بردن آن کاملا توانمندیم.///و از آسمان به اندازه نیاز آب فرستادیم و آن را در زمین جاى دادیم و ما بر نابودکردنش توانا هستیم.///و از آسمان به اندازه، آب نازل کردیم، و آن را در زمین جاى دادیم و ما مسلما براى از بین بردن آن قادریم///و از آسمان، آبى به اندازه [معین‌] فرود آوردیم، و آن را در زمین جاى دادیم، و ما براى از بین بردن آن مسلما تواناییم.///و از آسمان، آبى به اندازه فروفرستادیم، و آن را در زمین جاى دادیم. و همانا ما بر [از بین‌] بردن آن تواناییم.///و ما آب را به قدر معین از آسمان نازل و در زمین ساکن ساختیم و محققا بر بردن و نابود ساختن آن نیز قادریم.///و از آسمان آبی به اندازه فرو فرستادیم و آن را در زمین جای دادیم، و ما به از بین بردن آن تواناییم‌///و از آسمان، آبی به اندازه معین نازل کردیم؛ و آن را در زمین (در جایگاه مخصوصی) ساکن نمودیم؛ و ما بر از بین بردن آن کاملا قادریم!///و فرستادیم از آسمان آبی به اندازه‌ای پس جایگزین ساختیمش در زمین و همانا مائیم بر بردن آن توانایان‌///و از آسمان آبی به اندازه‌ای (معین) فرود آوردیم. پس آن را در زمین جای دادیم. و ما همچنان بر بازگردانیدن آن بی‌گمان تواناییم. quran_en_fa With it We grow for you gardens of date-palms and vines: in them have ye abundant fruits: and of them ye eat (and have enjoyment),- پس به وسیله آن برای شما باغ هایی از درختان خرما و انگور پدید آوردیم که برای شما در آنها میوه‌های فراوانی است [که از فروش آنها زندگی خود را اداره می‌کنید] و [نیز] از آنها می‌خورید.///پس به وسیله آن برای شما باغ هایی از درختان خرما و انگور پدید آوردیم که برای شما در آنها میوه‌های فراوانی است [که از فروش آنها زندگی خود را اداره می‌کنید] و [نیز] از آنها می‌خورید.///با آن آب برایتان بوستانهایى از خرما و انگور پدید آوردیم. شما را در آن باغها میوه‌هاى بسیارى است که از آنها مى‌خورید.///پس براى شما به وسیله آن، باغ‌هایى از نخل و انگور پدیدار کردیم که در آنها براى شما میوه‌هاى فراوان است و از آنها مى‌خورید///پس براى شما به وسیله آن باغهایى از درختان خرما و انگور پدیدار کردیم که در آنها براى شما میوه‌هاى فراوان است و از آنها مى‌خورید.///پس به وسیله‌ى آن [آب] براى شما باغ‌هایى از خرما و انگور پدید آوردیم که در آن باغ‌ها براى شما میوه‌هاى فراوانى است، و از آنها مى‌خورید.///آن‌گاه ما به آن آب برای شما باغها و نخلستانهای خرما و انگور ایجاد کردیم که شما را در آنها میوه‌های گوناگون بسیاری است که از آن تناول می‌کنید.///آنگاه با آن برای شما باغهای خرما و انگور پدید آوردیم که در آن برای شما میوه‌های بسیار است و از آن می‌خورید///سپس بوسیله آن باغهایی از درختان نخل و انگور برای شما ایجاد کردیم؛ باغهایی که در آن میوه‌های بسیار است؛ و از آن میخورید!///پس پدید آوردیم برای شما بدان باغهائی از خرمابنها و انگورها شما را است در آن میوه‌هائی فراوان و از آن می‌خورید///پس برای شما با آن، باغ‌هایی از درختان خرما و انگور به وجود آوردیم، (که) در آنها برایتان میوه‌های فراوان است و از آنها می‌خورید. quran_en_fa Also a tree springing out of Mount Sinai, which produces oil, and relish for those who use it for food. و [به وسیله آن] درختی را که از طور سینا بیرون می‌آید [پدید آوردیم] که برای خورندگان، روغن و نان خورشی می‌رویاند.///و [به وسیله آن] درختی را که از طور سینا بیرون می‌آید [پدید آوردیم] که برای خورندگان، روغن و نان خورشی می‌رویاند.///و درختى است که در طور سینا مى‌روید. روغن مى‌دهد و آن روغن براى خورندگان، نان خورشى است.///و نیز درختى [براى شما پدید آوردیم‌] که از طور سینا بر مى‌آید و روغن [زیتون‌] مى‌دهد و خورشى براى خورندگان است///و از طور سینا درختى برمى‌آید که روغن و نان خورشى براى خورندگان است.///و [نیز زیتون‌،] درختى که از طور سینا مى‌روید، [و] روغن و خوراک براى خورندگان به بار مى‌آورد.///و نیز درختی که از طور سینا برآید و روغن زیت بار آورد و نان خورش مردم گردد.///و [همچنین‌] درختی که از طور سینا می‌روید و روغن [زیتون‌] برمی‌آورد و نیز نان خورشی برای خورندگان‌///و (نیز) درختی را که از طور سینا می‌روید [= درخت زیتون‌]، و از آن روغن و «نان خورش» برای خورندگان فراهم می‌گردد (آفریدیم)!///و درختی که برون می‌آید از طور سیناء می‌روید با روغن و رنگی (نان خورشی) برای خورندگان‌///و درختی را از طور سینا آفریدیم، که برای خورندگان، روغن و خوراکی و رنگ و جلا (ی معده‌ها) است. quran_en_fa And in cattle (too) ye have an instructive example: from within their bodies We produce (milk) for you to drink; there are, in them, (besides), numerous (other) benefits for you; and of their (meat) ye eat; و به یقین برای شما در دام‌ها عبرتی است، از شیری که در شکم آنهاست به شما می‌نوشانیم، و در آنها برای شما سودهای فراوانی است، و از [گوشت] آنها [نیز] می‌خورید.///و به یقین برای شما در دام‌ها عبرتی است، از شیری که در شکم آنهاست به شما می‌نوشانیم، و در آنها برای شما سودهای فراوانی است، و از [گوشت] آنها [نیز] می‌خورید.///شما را در چارپایان عبرتى است. از شیرى که در شکمشان هست سیرابتان مى‌کنیم و از آنها سودهاى بسیار مى‌برید و از آنها مى‌خورید.///و البته براى شما در چهارپایان درس عبرتى است از آنچه در شکم آنهاست به شما [شیر] مى‌نوشانیم و براى شما در آنها منافع زیادى است و از آنها مى‌خورید///و البته براى شما در دامها [ى گله درس‌] عبرتى است: از [شیرى‌] که در شکم آنهاست، به شما مى‌نوشانیم، و براى شما در آنها سودهاى فراوان است و از آنها مى‌خورید.///و براى شما در چهارپایان عبرتى است، از آنچه در درون آنهاست، به شما [شیر] مى‌نوشانیم. و در آنها براى شما منافع بسیاری است. و از [گوشت] آنها مى‌خورید.///و بی‌شک برای شما در (مطالعه حال) چهارپایان و حیوانات اهلی عبرت خواهد بود که از شیر آنها به شما می‌آشامانیم و در آنها برای شما منافع بسیاری است (مانند فرشها و لباسها و اثاثیه و باربری و فواید بسیار دیگر) و از گوشت آنها نیز تناول می‌کنید.///و برای شما در چارپایان مایه عبرتی هست که شما را از آنچه در شکمهای آنهاست می‌نوشانیم و در آنها برای شما سودهای فراوان است و از [گوشت‌] آنها می‌خورید///و برای شما در چهارپایان عبرتی است؛ از آنچه در درون آنهاست [= از شیر] شما را سیراب می‌کنیم؛ و برای شما در آنها منافع بسیاری است؛ و از گوشت آنها می‌خورید؛///و همانا شما را است در چهارپایان عبرتی بنوشانیمتان از آنچه در شکمهای آنها است و برای شما است در آنها سودهای فراوان و از آنها می‌خورید///و به‌راستی برای شما در حیوانات نعمت‌وار همواره عبرتی است؛ از آنچه که در شکم‌های آنهاست به شما می‌نوشانیم، و برایتان در آنها سودهای فراوان است و از آنها می‌خورید. quran_en_fa And on them, as well as in ships, ye ride. و بر آنها و بر کشتی‌ها حمل می‌شوید؛///و بر آنها و بر کشتی‌ها حمل می‌شوید؛///و بر آنها و بر کشتیها سوار مى‌شوید.///و بر آنها و بر کشتى‌ها سوار مى‌شوید///و بر آنها و بر کشتیها سوار مى‌شوید.///و بر آنها، و بر کشتى‌ها سوار مى‌شوید.///و بر آن چهارپایان و نیز بر کشتیها سوار می‌شوید.///و بر آنها و بر کشتی سوار می‌شوید///و بر آنها و بر کشتیها سوار می‌شوید!///و بر آنها و بر کشتی بار می‌شوید///و بر آنها و بر کشتی‌ها (سوار و) بار می‌شوید. quran_en_fa (Further, We sent a long line of prophets for your instruction). We sent Noah to his people: He said, "O my people! worship Allah! Ye have no other god but Him. Will ye not fear (Him)?" و همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم. پس گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید که معبودی جز او برای شما نیست، پس آیا [از پرستش معبودان باطل] نمی‌پرهیزید؟///و همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم. پس گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید که معبودی جز او برای شما نیست، پس آیا [از پرستش معبودان باطل] نمی‌پرهیزید؟///هر آینه نوح را بر قومش فرستادیم. گفت: اى قوم من، خداى یکتا را بپرستید. شما را خداوندى جز او نیست. آیا پروا نمى‌کنید؟///به راستى نوح را به سوى قومش فرستادیم، پس [به آنها] گفت: اى قوم من! خدا را بندگى کنید، که شما را غیر او خدایى نیست. آیا [از او] نمى‌ترسید///و به یقین نوح را به سوى قومش فرستادیم. پس [به آنان‌] گفت: «اى قوم من، خدا را بپرستید. شما را جز او خدایى نیست. مگر پروا ندارید؟»///و همانا نوح را به سوى قومش فرستادیم، پس [به آنها] گفت: «اى قوم من! خداوند [یکتا] را بپرستید. جز او هیچ معبودى براى شما نیست، آیا پروا نمى‌کنید؟»///و همانا ما پیغمبر خود نوح را (به رسالت) به سوی امتش فرستادیم. نوح به قوم خود گفت که خدا را پرستید که جز آن ذات یکتا شما را خدایی نیست، آیا شما مردم خداترس و باتقوا نمی‌شوید؟///و به راستی نوح را به سوی قومش فرستادیم، که [به آنان‌] گفت ای قوم من خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید، آیا پروا نمی‌کنید؟///و ما نوح را بسوی قومش فرستادیم؛ او به آنها گفت: «ای قوم من! خداوند یکتا را بپرستید، که جز او معبودی برای شما نیست! آیا (از پرستش بتها) پرهیز نمی‌کنید؟!///و همانا فرستادیم نوح را بسوی قومش گفت ای قوم من پرستش کنید خدا را نیست شما را خدایی جز او آیا نمی‌ترسید///و به‌راستی نوح را سوی قومش همی فرستادیم. پس (به آنان) گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستید، برایتان جز او خدایی نیست. پس مگر پروا نمی‌دارید؟» quran_en_fa The chiefs of the Unbelievers among his people said: "He is no more than a man like yourselves: his wish is to assert his superiority over you: if Allah had wished (to send messengers), He could have sent down angels; never did we hear such a thing (as he says), among our ancestors of old." پس سران و اشراف قومش که کافر بودند، گفتند: این جز بشری مانند شما نیست که می‌خواهد بر شما برتری جوید، و اگر خدا می‌خواست [پیامبری بفرستد] قطعا فرشتگانی [را به پیامبری] می‌فرستاد، ما این [سخنانی] را [که نوح می‌گوید] میان پدران پیشین خود نشنیده‌ایم.///پس سران و اشراف قومش که کافر بودند، گفتند: این جز بشری مانند شما نیست که می‌خواهد بر شما برتری جوید، و اگر خدا می‌خواست [پیامبری بفرستد] قطعا فرشتگانی [را به پیامبری] می‌فرستاد، ما این [سخنانی] را [که نوح می‌گوید] میان پدران پیشین خود نشنیده‌ایم.///مهتران قومش که کافر بودند، گفتند: این مرد انسانى است همانند شما، مى‌خواهد بر شما برترى جوید. اگر خدا مى‌خواست فرشتگانى را مى‌فرستاد. ما هرگز چنین چیزى در روزگار نیاکانمان نشنیده‌ایم.///و اشراف قومش که کافر بودند گفتند: این جز بشرى همانند شما نیست، مى‌خواهد بر شما برترى جوید، و اگر خدا مى‌خواست قطعا فرشتگانى مى‌فرستاد. ما در میان پدران گذشته خود چنین چیزى نشنیده‌ایم///و اشراف قومش که کافر بودند گفتند: «این [مرد] جز بشرى چون شما نیست، مى‌خواهد بر شما برترى جوید، و اگر خدا مى‌خواست قطعا فرشتگانى مى‌فرستاد. [ما] در میان پدران نخستین خود، چنین [چیزى‌] نشنیده‌ایم.»///پس اشراف قوم او که کافر شدند، گفتند: «این [نوح] انسانى همانند شماست. او مى‌خواهد بر شما برترى جوید. اگر خداوند مى‌خواست [براى ما پیامبرى بفرستد،] قطعا فرشتگانى مى‌فرستاد. ما چنین چیزى را در میان نیاکان خود نشنیده‌ایم [که بشرى ادعاى پیامبرى کند!]///اشراف قوم او که کافر شدند (به مردم) گفتند که این شخص جز آنکه بشری است مانند شما که می‌خواهد بر شما برتری یابد فضیلت دیگری ندارد و اگر خدا می‌خواست (رسول بر بشر بفرستد) همانا از جنس فرشتگان می‌فرستاد، ما این سخنانی که این شخص می‌گوید در میان پدران پیشین خود هیچ نشنیده‌ایم.///و بزرگانی از قومش که کفرورزیده بودند گفتند این [مرد] جز بشری همانند شما نیست که می‌خواهد بر شما برتری جوید، و اگر خدا می‌خواست [بر شما] فرشتگانی می‌فرستاد، ما چنین چیزی در [سرنوشت‌] نیاکانمان نشنیده‌ایم‌///جمعیت اشرافی (و مغرور) از قوم نوح که کافر بودند گفتند: «این مرد جز بشری همچون شما نیست، که می‌خواهد بر شما برتری جوید! اگر خدا می‌خواست (پیامبری بفرستد) فرشتگانی نازل می‌کرد؛ ما چنین چیزی را هرگز در نیاکان خود نشنیده‌ایم!///پس گفتند گروهی که کفر ورزیدند از قومش نیست این مگر بشری همانند شما خواهد برتری جوید بر شما و اگر می‌خواست خدا هر آینه می‌فرستاد فرشتگانی نشنیدیم بدین در پدران ما پیشینیان‌///پس اشراف از (میان) قومش - که کافر شدند- گفتند: «این جز بشری همچون شما نیست، می‌خواهد بر شما برتری جوید و اگر خدا می‌خواست بی‌گمان فرشتگانی (برایتان) می‌فرستاد. ما در میان پدران نخستینمان چنان (چیزی) نشنیدیم.» quran_en_fa (And some said): "He is only a man possessed: wait (and have patience) with him for a time." او نیست جز مردی که [نوعی] دیوانگی در اوست؛ بنابراین نسبت به او تا مدتی منتظر بمانید [که بمیرد یا از دیوانگی رهایی یابد.]///او نیست جز مردی که [نوعی] دیوانگی در اوست؛ بنابراین نسبت به او تا مدتی منتظر بمانید [که بمیرد یا از دیوانگی رهایی یابد.]///او مرد دیوانه‌اى بیش نیست. یکچند بر او صبر کنید.///او نیست جز مردى که جنون دارد، پس تا چندى در باره‌اش منتظر بمانید///او نیست جز مردى که در وى [حال‌] جنون است، پس تا چندى در باره‌اش دست نگاه دارید.///او فقط مردى است که مبتلا به [نوعى‌] دیوانگی است. پس تا مدتى درباره‌ى او صبر کنید. [تا از جنون نجات یابد یا بمیرد.]»///این شخص جز مردی دیوانه به شمار نیست، پس باید تا مدتی با او (مدارا کنید و) انتظار برید (تا یا از مرض جنون بهبود یابد یا بمیرد).///او جز مردی نیست که جنونی دارد، در کار او چندی درنگ کنید///او فقط مردی است که به نوعی جنون مبتلاست! پس مدتی درباره او صبر کنید (تا مرگش فرا رسد، یا از این بیماری رهایی یابد!)»///نیست او جز مردی که بدو است دیوانگی پس انتظار کشید بدو تا زمانی‌///«او جز مردی نیست که در وی جنونی است، پس تا چندی درباره‌اش به‌درستی انتظار کشید.» quran_en_fa (Noah) said: "O my Lord! help me: for that they accuse me of falsehood!" [نوح] گفت: پروردگارا! مرا در برابر تکذیب آنان یاری ده.///[نوح] گفت: پروردگارا! مرا در برابر تکذیب آنان یاری ده.///گفت: اى پروردگار من، اکنون که مرا تکذیب مى‌کنند، یاریم کن.///نوح گفت: پروردگارا! مرا در برابر این که تکذیبم مى‌کنند یارى کن/// [نوح‌] گفت: «پروردگارا، از آن روى که دروغزنم خواندند مرا یارى کن.»///نوح گفت: «پروردگارا! مرا در برابر تکذیب آنان یارى فرما!»///نوح عرض کرد: خدایا، تو مرا بر اینان که تکذیب من کردند یاری فرما.///[نوح‌] گفت پروردگارا در قبال اینکه تکذیبم می‌کنند یاریم فرما///(نوح) گفت: «پروردگارا! مرا در برابر تکذیبهای آنان یاری کن!»///گفت پروردگارا یاریم کن بر آنچه دروغگویم شمردند///(نوح) گفت: «پروردگارم! به (سزای) آنچه مرا تکذیب کردند، یاریم ده.» quran_en_fa So We inspired him (with this message): "Construct the Ark within Our sight and under Our guidance: then when comes Our Command, and the fountains of the earth gush forth, take thou on board pairs of every species, male and female, and thy family- except those of them against whom the Word has already gone forth: And address Me not in favour of the wrong-doers; for they shall be drowned (in the Flood). پس به او وحی کردیم که زیر نظر ما و پیام ما کشتی بساز و هنگامی که فرمان ما به هلاکت آنان بیاید و آن تنور [از آب] فوران کند از هر گونه‌ای [از حیوان] دو عدد [یکی نر و دیگری ماده] و نیز خانواده‌ات را وارد کشتی کن، جز افرادی از آنان که فرمان [عذاب] بر او گذشته [و درباره او قطعی شده] است، و درباره کسانی که [به سبب شرک و کفر] ستم ورزیده‌اند، با من سخن مگوی، زیرا [همه] آنان بدون تردید غرق شدنی اند.///پس به او وحی کردیم که زیر نظر ما و پیام ما کشتی بساز و هنگامی که فرمان ما به هلاکت آنان بیاید و آن تنور [از آب] فوران کند از هر گونه‌ای [از حیوان] دو عدد [یکی نر و دیگری ماده] و نیز خانواده‌ات را وارد کشتی کن، جز افرادی از آنان که فرمان [عذاب] بر او گذشته [و درباره او قطعی شده] است، و درباره کسانی که [به سبب شرک و کفر] ستم ورزیده‌اند، با من سخن مگوی، زیرا [همه] آنان بدون تردید غرق شدنی اند.///به او وحى کردیم که کشتى را در حضور ما و به الهام ما بساز. و چون فرمان ما در رسید و آب از تنور بیرون زد از هر جنسى دو تا و نیز کسان خود را به آن ببر. مگر آن کس که پیش از این در باره او سخن رفته است. و در باره ستمکاران با من سخن مگوى که آنها همه غرقه‌شدگانند.///پس به او وحى کردیم که زیر نظر ما و با وحى ما کشتى بساز، و چون فرمان ما رسید و تنور به فوران آمد، از هر نوع حیوانى دو تا [نر و ماده‌]، و همچنین خانواده‌ات را روانه کشتى کن، به جز کسى از آنان که حکم عذاب بر او صادر شده است، و در باره‌ى کسانى که ظلم کرد///پس به او وحى کردیم که: زیر نظر ما و [به‌] وحى ما کشتى را بساز، و چون فرمان ما دررسید و تنور به فوران آمد، پس در آن از هر نوع [حیوانى‌] دو تا [یکى نر و دیگرى ماده‌] با خانواده‌ات -بجز کسى از آنان که حکم [عذاب] بر او پیشى گرفته است- وارد کن، در باره کسانى که ظلم کرده‌اند با من سخن مگوى، زیرا آنها غرق خواهند شد.///پس ما به نوح وحى کردیم: «زیر نظر ما و [مطابق دستور و آموزش و] وحى ما کشتى بساز.» پس همین که فرمان [قهر] ما آمد و [آب از] تنور جوشید، از تمام حیوانات، یک جفت، [نر و ماده،] و [نیز] خانواده‌ات را وارد کشتى کن، مگر کسى از آنان که پیش‌تر درباره‌ى او سخن به میان آمده [و وعده‌ى هلاکتش داده شده] است. و درباره ستمگران با من سخن مگو، که قطعا آنان غرق خواهند شد.///ما هم به او وحی کردیم که در حضور ما و به وحی و دستور ما به ساختن کشتی پرداز، تا آن‌گاه که فرمان (طوفان از جانب) ما آمد و آب از تنور فوران کرد پس در آن کشتی با خود از هر نوع جفتی (نر و ماده) همراه بر و اهل بیت خود را هم جز آن کس که در علم ازلی ما هلاک او گذشته (یعنی زن و فرزند نااهلت را) تمام به کشتی بنشان، و به شفاعت ستمکاران با من سخن مگو، که البته آنها باید همه غرق شوند.///آنگاه به او وحی کردیم که کشتی را زیر نظر ما و با وحی ما بساز، و چون فرمان ما در رسید و [آب از] تنور فوران کرد، در آن از هر [جانوری‌] جفتی دوگانه راه بده، و نیز خانواده‌ات را مگر کسی از ایشان که حکم [ما] از پیش درباره او تحقق یافته است، و درباره کسانی که ستم [و شرک‌] ورزیده‌اند، با من سخن مگو که ایشان غرق شدنی‌اند///ما به نوح وحی کردیم که: «کشتی را در حضور ما، و مطابق وحی ما بساز. و هنگامی که فرمان ما (برای غرق آنان) فرا رسد، و آب از تنور بجوشد (که نشانه فرا رسیدن طوفان است)، از هر یک از انواع حیوانات یک جفت در کشتی سوار کن؛ و همچنین خانواده‌ات را، مگر آنانی که قبلا وعده هلاکشان داده شده [= همسر و فرزند کافرت‌]؛ و دیگر درباره ستمگران با من سخن مگو، که آنان همگی هلاک خواهند شد.///پس وحی کردیم بدو که بساز کشتی را به دیدگان ما و به وحی ما تا گاهی که آید فرمان ما و بجوشد تنور پس جای ده در آن از هر کدام دو جفت را و خاندان خویش را مگر آنکه پیشی گرفت بر او سخن از ایشان و سخن نگوی با من در آنان که ستم کردند که ایشانند غرق‌شدگان‌///پس به او وحی کردیم که: «برابر چشم‌هایمان و وحی‌مان کشتی (نجات) را بساز و چون فرمان ما در رسید و تنور به فوران آمد، پس در آن از هر نوع حیوان (خشکی) دو تا (، یکی نر و دیگری ماده،) با خانواده‌ات روان کن - بجز کسی از آنان که کلمه (ی عذاب) بر او پیشی گرفته است - و درباره‌ی کسانی که ظلم کرده‌اند با من هرگز سخن مگوی، (زیرا) آنان بی‌گمان غرق‌شوندگانند.» quran_en_fa And when thou hast embarked on the Ark - thou and those with thee,- say: "Praise be to Allah, Who has saved us from the people who do wrong." پس هنگامی که تو و آنان که با تو هستند، بر کشتی سوار شدید، به خاطر این نعمت بگو: همه ستایش‌ها ویژه خداست که ما را از این گروه ستم پیشه نجات داد.///پس هنگامی که تو و آنان که با تو هستند، بر کشتی سوار شدید، به خاطر این نعمت بگو: همه ستایش‌ها ویژه خداست که ما را از این گروه ستم پیشه نجات داد.///چون خود و همراهانت به کشتى نشستید، بگو: سپاس خدایى را که ما را از مردم ستمکاره رهایى بخشید.///و چون تو با همراهانت بر کشتى نشستى، بگو: ستایش خدایى را که ما را از چنگ گروه ستمگران رهانید///و چون تو با آنان که همراه تواند بر کشتى نشستى بگو: «ستایش خدایى را که ما را از [چنگ‌] گروه ظالمان رهانید.»///پس هنگامى که تو و همراهانت بر کشتى سوار شدید، بگو: «حمد و سپاس براى خداوندى است که ما را از گروه ستمگران نجات داد.»///پس چون با همراهانت در کشتی نشستی بگو: ستایش خدای را که ما را از (ظلم) ستمکاران نجات داد.///چون تو و همراهانت بر کشتی قرار گرفتید، آنگاه بگو سپاس خداوندی را که ما را از قوم ستم پیشه [و مشرک‌] رهانید///و هنگامی که تو و همه کسانی که با تو هستند بر کشتی سوار شدید، بگو: «ستایش برای خدایی است که ما را از قوم ستمگر نجات بخشید!»///پس گاهی که استوار شدی تو و آنکه با تو است در کشتی بگو سپاس خدائی را که رهائید ما را از گروه ستمگران‌///«پس هنگامی که تو با همراهانت بر کشتی آرمیدی، بگو ستایش خدایی را (سزا) ست که ما را از (چنگ) گروه ظالمان رهانید.» quran_en_fa And say: "O my Lord! enable me to disembark with thy blessing: for Thou art the Best to enable (us) to disembark." و بگو: پروردگارا! مرا در جایگاهی پرخیر و برکت فرود آور، که تو بهترین فرودآورندگانی.///و بگو: پروردگارا! مرا در جایگاهی پرخیر و برکت فرود آور، که تو بهترین فرودآورندگانی.///و بگو: اى پروردگار من، مرا فرود آور در جایگاهى مبارک، که تو بهترین راهبرانى.///و بگو: پروردگارا! مرا در جایى پر برکت فرود آور، که تو بهترین فرود آرندگانى///و بگو: «پروردگارا، مرا در جایى پربرکت فرود آور [که‌] تو نیکترین مهمان‌نوازانى.»///و بگو: «پروردگارا! مرا به جایگاهى خجسته و پر برکت فرودآور، که تو بهترین میزبانانى.»///و باز بگو: پروردگارا، مرا به منزلی مبارک فرود آور که تو بهترین کسی هستی که به منزل خیر و سعادت توانی فرود آورد.///و بگو پروردگارا مرا به منزلی مبارک فرود آور و تو بهترین میزبانانی‌///و بگو: «پروردگارا! ما را در منزلگاهی پربرکت فرود آر، و تو بهترین فرودآورندگانی!»///و بگو پروردگارا فرود آور مرا فرودگاهی فرخنده و توئی بهترین فرودآرندگان‌///و بگو: «پروردگارم! مرا در فرودگاهی پر برکت فرود آر، حال آنکه تو نیک‌ترین فرودآورندگانی.» quran_en_fa Verily in this there are Signs (for men to understand); (thus) do We try (men). همانا در این [سرگذشت] نشانه هایی [از قدرت، رحمت و انتقام خدا] برای عبرت گیرندگان است؛ و یقینا ما آزمایش کننده بندگانیم.///همانا در این [سرگذشت] نشانه هایی [از قدرت، رحمت و انتقام خدا] برای عبرت گیرندگان است؛ و یقینا ما آزمایش کننده بندگانیم.///در این داستان عبرتها و پندهاست، و ما تنها آزمایندگانى بودیم.///در حقیقت، در این [ماجرا] عبرت‌هایى است، و ما همواره آزمایش کننده بوده‌ایم///در حقیقت، در این [ماجرا] عبرتهایى است، و قطعا ما آزمایش‌کننده بودیم.///البته در این داستان نشانه‌هایى است. و همانا ما آزمایش کننده بودیم.///همانا در این حکایت آیت و عبرتهاست و البته ما (بندگان را به این‌گونه حوادث) آزمایش کننده‌ایم.///بی‌گمان در این مایه‌های عبرتی هست و ما آزماینده بوده‌ایم‌///(آری،) در این ماجرا (برای صاحبان عقل و اندیشه) آیات و نشانه‌هایی است؛ و ما مسلما همگان را آزمایش می‌کنیم!///همانا در این است آیتهائی و همانا هستیم ما آزمایش‌کنندگان‌///به‌راستی در این (ماجرا) بی‌چون نشانه‌هایی است. ما به‌راستی همواره آزماینده بوده‌ایم. quran_en_fa Then We raised after them another generation. سپس بعد از آنان قومی دیگر را به وجود آوردیم.///سپس بعد از آنان قومی دیگر را به وجود آوردیم.///و بعد از آنها مردمى دیگر بیافریدیم.///سپس بعد از آنان نسل‌هایى دیگر پدید آوردیم///سپس، بعد از آنان نسل‌ [هایى‌] دیگر پدید آوردیم.///سپس بعد از قوم نوح، نسل دیگرى پدید آوردیم.///پس از هلاک قوم نوح باز قوم دیگری ایجاد کردیم.///سپس، بعد از ایشان نسلی دیگر را پدید آوردیم‌///سپس جمعیت دیگری را بعد از آنها به وجود آوردیم.///سپس پدید آوردیم پس از ایشان قرنی دیگر را///سپس، از پی آنان نسلی دیگر پدید آوردیم. quran_en_fa And We sent to them a messenger from among themselves, (saying), "Worship Allah! ye have no other god but Him. Will ye not fear (Him)?" و پیامبری از خودشان در میان آنان فرستادیم که خدا را بپرستید، شما را جز او معبودی نیست، آیا [از پرستش معبودان باطل] نمی‌پرهیزید؟///و پیامبری از خودشان در میان آنان فرستادیم که خدا را بپرستید، شما را جز او معبودی نیست، آیا [از پرستش معبودان باطل] نمی‌پرهیزید؟///و از خودشان به میانشان پیامبرى فرستادیم که: خداى یکتا را بپرستید، شما را خدایى جز او نیست. آیا پروا نمى‌کنید؟///و در میانشان پیامبرى از خودشان روانه کردیم که خدا را بپرستید، جز او براى شما معبودى نیست. آیا پروا نمى‌کنید///و در میانشان پیامبرى از خودشان روانه کردیم که: خدا را بپرستید. جز او براى شما معبودى نیست. آیا سر پرهیزگارى ندارید؟///و در میان آنان [نیز] پیامبرى از خودشان فرستادیم که [به آنان گفت:] «خدا را بپرستید. جز او معبودى براى شما نیست، پس آیا پروا نمى‌کنید؟»///و در میان آن قوم باز رسولی از خودشان (یعنی هود را) فرستادیم که خدای یکتا را پرستش کنید که جز او شما را خدایی نیست، آیا خداترس و باتقوا نمی‌شوید؟///آنگاه پیامبری از ایشان به میان ایشان فرستادیم [و گفتیم‌] که خداوند را بپرستید که خدایی جز او ندارید، آیا پروا نمی‌کنید؟///و در میان آنان رسولی از خودشان فرستادیم که: «خدا را بپرستید؛ جز او معبودی برای شما نیست؛ آیا (با این همه، از شرک و بت پرستی) پرهیز نمی‌کنید؟!»///پس فرستادیم در ایشان فرستاده‌ای از ایشان که پرستش کنید خدا را نیست شما را خداوندی جز او آیا نمی‌ترسید///پس در میانشان پیامبری از خودشان فرستادیم که: «خدا را بپرستید، جز او برای شما هرگز معبودی دگر نیست، پس آیا سر پرهیزگاری ندارید؟» quran_en_fa And the chiefs of his people, who disbelieved and denied the Meeting in the Hereafter, and on whom We had bestowed the good things of this life, said: "He is no more than a man like yourselves: he eats of that of which ye eat, and drinks of what ye drink. و از سران و اشراف قومش که کافر بودند و دیدار آخرت را تکذیب می‌کردند، و آنان را در زندگی دنیا از وسایل و ابزار مادی فراوانی برخوردار کرده بودیم، گفتند: این جز بشری مانند شما نیست که از آنچه شما می‌خورید می‌خورد، و از آنچه شما می‌آشامید می‌آشامد.///و از سران و اشراف قومش که کافر بودند و دیدار آخرت را تکذیب می‌کردند، و آنان را در زندگی دنیا از وسایل و ابزار مادی فراوانی برخوردار کرده بودیم، گفتند: این جز بشری مانند شما نیست که از آنچه شما می‌خورید می‌خورد، و از آنچه شما می‌آشامید می‌آشامد.///گروهى از مهتران قومش که کافر بودند و دیدار آخرت را دروغ مى‌شمردند و در این دنیایشان عیش و نعمت داده بودیم، گفتند: این مرد انسانى است همانند شما؛ از آنچه مى‌خورید مى‌خورد و از آنچه مى‌آشامید مى‌آشامد.///و اشراف قومش که کافر شدند و دیدار آخرت را دروغ پنداشتند و در زندگى دنیا آنها را متنعم ساخته بودیم، گفتند: این، بشرى جز همانند شما نیست، از آنچه شما مى‌خورید، مى‌خورد، و از آنچه مى‌نوشید، مى‌نوشد///و اشراف قومش که کافر شده، و دیدار آخرت را دروغ پنداشته بودند، و در زندگى دنیا آنان را مرفه ساخته بودیم گفتند: «این [مرد] جز بشرى چون شما نیست: از آنچه مى‌خورید، مى‌خورد؛ و از آنچه مى‌نوشید، مى‌نوشد.///و اشرافى از قوم آن پیامبر که کفر ورزیدند و دیدار قیامت را تکذیب کردند، و آنان را در دنیا در ناز و نعمت قرار داده بودیم، [به مردم] گفتند: «این، تنها انسانى مانند شماست. از هر چه مى‌خورید، مى‌خورد، و از هر چه مى‌نوشید، مى‌نوشد.///و باز اشراف و اعیان قوم وی که کافر شدند و عالم آخرت را تکذیب کردند و ما متنعمشان در حیات دنیا کرده بودیم (به مردم) گفتند که این شخص بشری مانند شما بیش نیست که از هر چه شما بشر می‌خورید و می‌آشامید او هم می‌خورد و می‌آشامد.///و بزرگانی از قومش که کفرورزیده و لقای آن جهانی را انکار کرده بودند، و در زندگانی دنیا، از ناز و نعمت برخوردارشان ساخته بودیم، گفتند این [مرد] جز بشری همانند شما نیست، که از همانچه شما از آن می‌خورید، می‌خورد و از همانچه شما می‌آشامید، می‌آشامد///ولی اشرافیان (خودخواه) از قوم او که کافر بودند، و دیدار آخرت را تکذیب می‌کردند، و در زندگی دنیا به آنان ناز و نعمت داده بودیم، گفتند: «این بشری است مثل شما؛ از آنچه می‌خورید می‌خورد؛ و از آنچه می‌نوشید می‌نوشد! (پس چگونه می‌تواند پیامبر باشد؟!)///و گفتند آن گروه از قومش که کفر ورزیدند و دروغ پنداشتند رسیدن را به آخرت و کامرائیشان دادیم در زندگانی دنیا نیست این جز بشری مانند شما می‌خورد از آنچه می‌خورید از آن و می‌نوشد از آنچه می‌نوشید///و اشراف قومش - که کافر شدند و دیدار آخرت را تکذیب کردند و در زندگی دنیا آنان را مرفه ساخته بودیم - گفتند: «این (مرد) جز بشری همچون شما نیست؛ از آنچه می‌خورید می‌خورد و از آنچه می‌نوشید، می‌نوشد.» quran_en_fa "If ye obey a man like yourselves, behold, it is certain ye will be lost. و بی تردید اگر بشری مانند خود را اطاعت کنید، یقینا زیانکارید.///و بی تردید اگر بشری مانند خود را اطاعت کنید، یقینا زیانکارید.///و اگر از انسانى همانند خود اطاعت کنید، زیان کرده‌اید.///و اگر از بشرى مثل خودتان اطاعت کنید، البته در آن صورت زیانکارید///و اگر بشرى مثل خودتان را اطاعت کنید در آن صورت قطعا زیانکار خواهید بود.///و اگر از بشرى همانند خودتان اطاعت کنید، قطعا زیانکارید.///و شما مردم اگر بشری مانند خود را اطاعت کنید بسیار زیانکار خواهید بود.///و اگر از بشری همانند خودتان پیروی کنید، آنگاه است که شما زیانکارید///و اگر از بشری همانند خودتان اطاعت کنید، مسلما زیانکارید.///و اگر فرمان برید بشری را همانند خویش شمائید در آن هنگام زیانکاران‌///«و بی‌گمان اگر بشری همانند خودتان را اطاعت کنید، در آن هنگام (و هنگامه) بی‌چون زیانکارانید.» quran_en_fa "Does he promise that when ye die and become dust and bones, ye shall be brought forth (again)? آیا به شما وعده می‌دهد هنگامی که از دنیا رفتید و خاک و استخوان شدید [زنده از گور] بیرونتان می‌آورند؟///آیا به شما وعده می‌دهد هنگامی که از دنیا رفتید و خاک و استخوان شدید [زنده از گور] بیرونتان می‌آورند؟///آیا به شما وعده مى‌دهد که چون مردید و خاک و استخوان شدید، شما را از گور بیرون مى‌آورند؟///آیا به شما وعده مى‌دهد که وقتى مردید و خاک و استخوان شدید باز شما [از گور، زنده‌] بیرون آورده مى‌شوید///آیا به شما وعده مى‌دهد که وقتى مردید و خاک و استخوان شدید [باز] شما [از گور زنده‌] بیرون آورده مى‌شوید؟///آیا [او] به شما وعده مى‌دهد که وقتى مردید، و خاک، و استخوان‌هایى [پوسیده] شدید، [دیگر بار از قبر] بیرون آورده مى‌شوید؟!///آیا به شما نوید می‌دهد که پس از آنکه مردید و استخوانهای شما هم پوسید و خاک شد باز (از گور) بیرونتان آرند؟!///آیا به شما وعده می‌دهد که چون شما مردید و خاک و استخوان [پوسیده‌] شدید، از نو برانگیخته می‌شوید///آیا او به شما وعده می‌دهد هنگامی که مردید و خاک و استخوانهایی (پوسیده) شدید، بار دیگر (از قبرها) بیرون آورده می‌شوید؟!///آیا وعده دهد شما را گاهی که مردید و شدید خاکی و استخوانهائی آنکه شمائید برون‌آوردگان‌///«آیا به‌راستی شما را وعده می‌دهد که وقتی مردید و خاک و استخوان بودید (باز هم) شما هماره (از گور زنده) بیرون‌شوندگانید؟» quran_en_fa "Far, very far is that which ye are promised! [از عقل ما] دور است و بسیار دور است آنچه به شما وعده می‌دهند،///[از عقل ما] دور است و بسیار دور است آنچه به شما وعده می‌دهند،///این وعده‌اى که به شما داده شده بعید است، بعید.///دور است، دور، آنچه وعده داده مى‌شوید///وه، چه دور است آنچه که وعده داده مى‌شوید.///[هرگز!] دور است، دور! آنچه به شما وعده می‌دهند.///هیهات، هیهات که این وعده‌ها که به شما می‌دهند راست باشد!///بعید اندر بعید است آنچه به شما وعده داده‌اند///هیهات، هیهات از این وعده‌هایی که به شما داده می‌شود!///دور است دور آنچه وعده داده می‌شوید///«وه! وه! چه دور است آنچه وعده می‌شوید.» quran_en_fa "There is nothing but our life in this world! We shall die and we live! But we shall never be raised up again! جز این زندگی دنیای ما [زندگی دیگری] وجود ندارد، همواره [گروهی] می‌میریم و [گروهی دیگر] به دنیا می‌آییم، و ما پس از مرگ برانگیخته نخواهیم شد.///جز این زندگی دنیای ما [زندگی دیگری] وجود ندارد، همواره [گروهی] می‌میریم و [گروهی دیگر] به دنیا می‌آییم، و ما پس از مرگ برانگیخته نخواهیم شد.///جز همین زندگانى دنیوى ما هیچ نیست، به دنیا مى‌آییم و مى‌میریم و دیگربار زنده نمى‌شویم.///جز همین زندگانى دنیوى ما، هیچ نیست [گروهى‌] مى‌میریم و [و گروهى به جاى آنها] زنده مى‌شویم و ما [مجددا] زنده شدنى نیستیم///جز این زندگانى دنیاى ما چیزى نیست. مى‌میریم و زندگى مى‌کنیم و دیگر برانگیخته نخواهیم شد.///جز این زندگى دنیا، [زندگى‌] دیگرى نیست. [برخى] مى‌میریم و [برخى دیگر] به دنیا مى‌آییم. و ما [هرگز پس از مرگ] برانگیخته نخواهیم شد.///زندگانی جز این چند روزه حیات دنیایمان بیش نیست که زنده شده و خواهیم مرد و دیگر هرگز برانگیخته نخواهیم شد.///این جز زندگانی دنیای ما نیست که [بعضی‌] می‌میریم و [بعضی‌] زندگی می‌کنیم، و ما [هرگز] برانگیختنی نیستیم‌///مسلما غیر از این زندگی دنیای ما، چیزی در کار نیست؛ پیوسته گروهی از ما می‌میریم، و نسل دیگری جای ما را می‌گیرد؛ و ما هرگز برانگیخته نخواهیم شد!///نیست آن جز زندگانی نزدیک ما می‌میریم و زنده می‌شویم و نیستیم برانگیختگان‌///«زندگی جز این زندگانی دنیای ما نیست (که) می‌میریم و زنده می‌شویم و (دیگر) ما از برانگیخته‌شدگان نیستیم.» quran_en_fa "He is only a man who invents a lie against Allah, but we are not the ones to believe in him!" او نیست مگر مردی که بر خدا افترا بسته است؛ و ما باور کننده او نیستیم.///او نیست مگر مردی که بر خدا افترا بسته است؛ و ما باور کننده او نیستیم.///این مردى است که به خداى یکتا دروغ مى‌بندد و ما به او ایمان نمى‌آوریم.///او جز مردى که بر خدا دروغ مى‌بندد نیست و ما او را باور نداریم///او جز مردى که بر خدا دروغ مى‌بندد نیست، و ما به او اعتقاد نداریم.»///او فقط مردى است که بر خدا دروغ مى‌بندد. و ما هرگز به او ایمان نخواهیم آورد.»///و این شخص جز آنکه مردی است که دروغ و افترا بر خدا می‌بندد هیچ مزیت ندارد و ما هرگز به او ایمان نخواهیم آورد.///او جز مردی که بر خداوند دروغی بسته است نیست، و ما به [سخن‌] او باور نداریم‌///او فقط مردی دروغگوست که بر خدا افترا بسته؛ و ما هرگز به او ایمان نخواهیم آورد!»///نیست او مگر مردی که بسته است بر خدا دروغی را و نیستیم ما بدو ایمان‌آرندگان‌///«او جز مردی که بر خدا دروغ بسته است نیست و ما (هرگز) برای او ایمان‌آورندگان نیستیم.» quran_en_fa (The prophet) said: "O my Lord! help me: for that they accuse me of falsehood." گفت: پروردگارا! مرا در برابر تکذیب آنان یاری ده.///گفت: پروردگارا! مرا در برابر تکذیب آنان یاری ده.///گفت: اى پروردگار من، اکنون که تکذیبم مى‌کنند، یاریم کن.///گفت: پروردگارا! در برابر این که تکذیبم کردند، مرا یارى کن///گفت: «پروردگارا، از آن روى که مرا دروغزن خواندند یاریم کن.»///[پیامبرشان] گفت: «پروردگارا! مرا در برابر تکذیب‌هاى آنان یارى فرما!»///آن رسول هم عرض کرد: خدایا، مرا بر این قوم که تکذیب من کردند یاری فرما.///[هود] گفت پروردگارا در قبال اینکه تکذیبم می‌کنند یاریم فرما///(پیامبرشان) گفت: «پروردگارا! مرا در برابر تکذیبهای آنان یاری کن!»///گفت پروردگارا یاریم کن بدانچه تکذیبم کردند///گفت: «پروردگارم! از آن روی که مرا تکذیب کردند یاریم ده.» quran_en_fa (Allah) said: "In but a little while, they are sure to be sorry!" خدا فرمود: همانا پس از اندک زمانی پشیمان می‌شوند.///خدا فرمود: همانا پس از اندک زمانی پشیمان می‌شوند.///گفت: به همین زودى از کرده پشیمان مى‌شوند.///فرمود: به همین زودى سخت پشیمان خواهند شد///فرمود: «به زودى سخت پشیمان خواهند شد.»///[خداوند] فرمود: «قطعا به زودى پشیمان خواهند شد.»///خدا فرمود: اندک زمانی نگذرد که این قوم سخت پشیمان خواهند شد.///فرمود زودا که به سختی پشیمان گردند///(خداوند) فرمود: «بزودی از کار خود پشیمان خواهند شد! (اما زمانی که دیگر سودی به حالشان ندارد.)»///گفت پس از اندکی هر آینه خواهید گردید پشیمان‌///فرمود: «به زودی از آن (کارشان) بی‌گمان (و) بی‌امان (از) پشیمانانند.» quran_en_fa Then the Blast overtook them with justice, and We made them as rubbish of dead leaves (floating on the stream of Time)! So away with the people who do wrong! پس فریاد مرگبار [عذاب] آنان را بر [پایه وعده به] حق [ما] فرو گرفت، و آنان را چون خاشاک روی سیل قرار دادیم؛ پس قوم ستمکار [از رحمت خدا] دور باد.///پس فریاد مرگبار [عذاب] آنان را بر [پایه وعده به] حق [ما] فرو گرفت، و آنان را چون خاشاک روی سیل قرار دادیم؛ پس قوم ستمکار [از رحمت خدا] دور باد.///پس به حق، بانگى سخت آنان را فرو گرفت. مانند گیاه خشکشان کردیم. اى، نصیب مردم ستمکاره دورى از رحمت خدا باد.///پس صیحه آنها را، به حق فرو گرفت و آنها را [چون‌] خاشاکى قرار دادیم. پس نفرین بر گروه ستمکاران///پس فریاد [مرگبار] آنان را به حق فرو گرفت، و آنها را [چون‌] خاشاکى که بر آب افتد، گردانیدیم. دور باد [از رحمت خدا] گروه ستمکاران.///پس [قهر خدا آمد و] صیحه‌ی مرگبار که سزاوارش بودند، آنان را فراگرفت، و آنان را همچون خاشاکى که بر آب افتد، قرار دادیم، پس گروه ستمگر [از رحمت خدا] دور باد!///تا آن‌گاه که صیحه و بانگ آسمانی (عذاب) آنها را بگرفت و ما آنان را خار و خاشاک بیابان ساختیم، که ستمکاران را (از رحمت الهی) دوری باد.///آنگاه بانگ مرگبار آنان را به حق فرو گرفت، و آنگاه آنان را همچون خاشاک گرداندیم، نفرین بر ستم‌پیشگان [مشرک‌]///سرانجام صیحه آسمانی آنها را بحق فرو گرفت؛ و ما آنها را همچون خاشاکی بر سیلاب قرار دادیم؛ دور باد قوم ستمگر (از رحمت خدا)!///پس گرفتشان خروشی به حق و گردانیدیمشان خاشاکی به روی سیل پس دور باد برای گروه ستمگران‌///پس فریاد (مرگبار) آنان را بحق فرو گرفت. پس آنها را (چون) خاشاکی گردانیدیم. پس دورباش بر گروه ستمکاران! quran_en_fa Then We raised after them other generations. سپس بعد از آنان قومی دیگر را به وجود آوردیم.///سپس بعد از آنان قومی دیگر را به وجود آوردیم.///و بعد از آنها مردمى دیگر بیافریدیم.///آن‌گاه پس از آنان نسل‌هاى دیگرى پدید آوردیم///آنگاه پس از آنان نسلهاى دیگرى پدید آوردیم.///آن‌گاه پس از [نابودی] این گروه، نسل‌هاى دیگرى پدید آوردیم.///پس از هلاک اینان باز اقوامی دیگر پدید آوردیم.///سپس، بعد از آنان نسلهای دیگر پدید آوردیم‌///سپس اقوام دیگری را پس از آنها پدید آوردیم.///سپس پدید آوردیم پس از ایشان قرنهائی دگران‌///سپس، از پی آنان نسل‌های دیگری پدید آوردیم. quran_en_fa No people can hasten their term, nor can they delay (it). هیچ امتی از اجل [معین] خود نه پیش می‌افتد و نه پس می‌ماند.///هیچ امتی از اجل [معین] خود نه پیش می‌افتد و نه پس می‌ماند.///هیچ ملتى از اجل خود نه پیش مى‌افتد و نه تأخیر مى‌کند.///هیچ امتى از اجل خود، نه پیش مى‌افتد و نه تأخیر مى‌کند///هیچ امتى نه از اجل خود پیشى مى‌گیرد و نه باز پس مى‌ماند.///هیچ امتى از سرآمد [عمر] خود، نه پیش مى‌افتد و نه پس مى‌ماند.///هیچ قومی از اجل خود پس و پیش نخواهند افتاد.///هیچ امتی از اجل خویش پیش نمی‌افتند و پس نمی‌مانند///هیچ امتی بر اجل و سر رسید حتمی خود پیشی نمی‌گیرد، و از آن تأخیر نیز نمی‌کند.///سبقت نگیرند هیچ ملتی سرآمد خویش را و نه پس افتند///هیچ امتی نه از اجل خود پیشی می‌جوید و نه دیرکرد آن را می‌طلبد. quran_en_fa Then sent We our messengers in succession: every time there came to a people their messenger, they accused him of falsehood: so We made them follow each other (in punishment): We made them as a tale (that is told): So away with a people that will not believe! آن گاه پیامبران را پی در پی فرستادیم؛ هر زمان برای امتی پیامبرش می‌آمد او را تکذیب می‌کردند، و ما این [امت] ها را به دنبال یکدیگر هلاک می‌کردیم و آنان را [به صورت] سرگذشت‌ها [برای عبرت دیگران] قرار دادیم؛ پس ملتی که ایمان نمی‌آورند از رحمت خدا دور باد.///آن گاه پیامبران را پی در پی فرستادیم؛ هر زمان برای امتی پیامبرش می‌آمد او را تکذیب می‌کردند، و ما این [امت] ها را به دنبال یکدیگر هلاک می‌کردیم و آنان را [به صورت] سرگذشت‌ها [برای عبرت دیگران] قرار دادیم؛ پس ملتی که ایمان نمی‌آورند از رحمت خدا دور باد.///سپس پى‌درپى پیامبران خود را فرستادیم. هر بار که پیامبرى بر ملتى آمد تکذیبش کردند و ما نیز آنها را از پس یکدیگر به هلاکت رسانیدیم و آنان را داستانها کردیم. اى، نصیب مردمى که ایمان نمى‌آورند دورى از رحمت خدا باد.///سپس پیامبران خود را پى‌درپى فرستادیم. هر بار که پیامبرى به سوى امتش آمد تکذیبش کردند، ما نیز آنها را از پى یکدیگر هلاک نمودیم و آنها را عبرت‌ها و داستان‌ها کردیم. پس نابود باد قومى که ایمان نمى‌آورند///باز فرستادگان خود را پیاپى روانه کردیم. هر بار براى [هدایت‌] امتى پیامبرش آمد، او را تکذیب کردند؛ پس [ما امتهاى سرکش را] یکى پس از دیگرى آوردیم و آنها را مایه عبرت [و زبانزد مردم‌] گردانیدیم. دور باد [از رحمت خدا] مردمى که ایمان نمى‌آورند.///سپس پیامبرانمان را پى­درپى فرستادیم. هر بار که پیامبر هر امتى، به سراغ قومش آمد، مردم او را تکذیب کردند. آن‌گاه آنان را در پى یکدیگر [به هلاکت] آوردیم، و آنها را [موضوع] افسانه‌ها گرداندیم. پس دور [از رحمت خدا] باد قومى که ایمان نمى‌آورند.///سپس پیغمبران خود را پی در پی فرستادیم و هر قومی که رسول بر آنها آمد آن رسول را تکذیب و انکار کردند، ما هم آنها را از پی یکدیگر همه را هلاک کردیم و داستانهای هلاک آن اقوام را عبرت دیگران ساختیم، که قوم بی‌ایمان را (از رحمت خدا) دوری باد.///سپس پیامبرانمان را پیاپی فرستادیم، هربار که پیامبری به سراغ امتش می‌آمد او را دروغگو می‌انگاشتند، آنگاه آنان را به دنبال همدیگر آوردیم [و از میان بردیم‌] و افسانه‌شان گرداندیم، آری وای بر قوم بی‌ایمان‌///سپس رسولان خود را یکی پس از دیگری فرستادیم؛ هر زمان رسولی برای (هدایت) قومی می‌آمد، او را تکذیب می‌کردند؛ ولی ما این امتهای سرکش را یکی پس از دیگری هلاک نمودیم، و آنها را احادیثی قرار دادیم (چنان محو شدند که تنها نام و گفتگویی از آنان باقی ماند.) دور باد (از رحمت خدا) قومی که ایمان نمی‌آورند!///سپس فرستادیم فرستادگان خود را پی‌درپی هر گاه می‌آمد ملتی را فرستاده‌اش تکذیبش می‌کردند پس پیرو گردانیدیم گروهی را از برای گروهی و گردانیدیمشان داستانهائی پس دورباد برای گروهی که ایمان نمی‌آورند///سپس فرستادگان خود را پیاپی فرستادیم. هر بار برای (هدایت) امتی پیامبرش آمد، او را تکذیب کردند؛ پس ما بعضی (از آنان) را (از) پی بعضی دیگر آوردیم و آنها را زبانزد (مردمان) گردانیدیم. پس دورباش برای گروهی که ایمان نمی‌آورند! quran_en_fa Then We sent Moses and his brother Aaron, with Our Signs and authority manifest, سپس موسی و برادرش هارون را با معجزات و آیات خود و دلیلی روشن فرستادیم،///سپس موسی و برادرش هارون را با معجزات و آیات خود و دلیلی روشن فرستادیم،///آنگاه موسى و برادرش هارون را با آیات خود و دلایل روشن فرستادیم؛///سپس موسى و برادرش هارون را با آیات خود و حجتى آشکار فرستادیم///سپس موسى و برادرش هارون را با آیات خود و حجتى آشکار فرستادیم،///سپس موسى و برادرش هارون را با معجزات و دلیلى روشن فرستادیم،///آن‌گاه موسی و برادرش هارون را فرستادیم با آیات و معجزات خود و حجت روشن.///سپس موسی و برادرش هارون را همراه با معجزات خویش و برهان آشکار فرستادیم‌///سپس موسی و برادرش هارون را با آیات خود و دلیلی روشن فرستادیم …///پس فرستادیم موسی و برادرش هارون را به آیتهای خویش و فرمانروائی آشکار///موسی و برادرش هارون را با آیات خودمان و حجتی با سلطه‌ای روشنگر فرستادیم، quran_en_fa To Pharaoh and his Chiefs: But these behaved insolently: they were an arrogant people. به سوی فرعون و سران و اشراف قومش، پس تکبر ورزیدند؛ و آنان قومی برتری جو بودند.///به سوی فرعون و سران و اشراف قومش، پس تکبر ورزیدند؛ و آنان قومی برتری جو بودند.///نزد فرعون و مهتران قومش. پس گردنکشى کردند که مردمى برترى جوى بودند،///به سوى فرعون و سران قوم او، ولى تکبر نمودند و مردمى گردنکش بودند///به سوى فرعون و سران [قوم‌] او، ولى تکبر نمودند و مردمى گردنکش بودند،///به سوى فرعون و اشراف قومش، ولى آنان تکبر ورزیدند. و آنان مردمى برترى‌جوى و گردنکش بودند.///به سوی فرعون و اشراف قومش، آنها هم تکبر و نخوت کردند، زیرا آنان مردمی متکبر و سرکش بودند.///به سوی فرعون و بزرگان قومش، آنگاه گردنکشی کردند و قومی بزرگی طلب بودند///بسوی فرعون و اطرافیان اشرافی او؛ اما آنها تکبر کردند، و آنها مردمی برتری‌جوی بودند.///بسوی فرعون و گروهش پس سرکشیدند و شدند قومی برتری‌جویان‌///سوی فرعون و ویژگانش. پس تکبر نمودند و مردمی سلطه‌گر و بلندپرواز بودند. quran_en_fa They said: "Shall we believe in two men like ourselves? And their people are subject to us!" و گفتند: آیا به دو بشری که مانند خودمان هستند ایمان بیاوریم در حالی که قوم [و قبیله] آن دو بردگان ما هستند؟///و گفتند: آیا به دو بشری که مانند خودمان هستند ایمان بیاوریم در حالی که قوم [و قبیله] آن دو بردگان ما هستند؟///و گفتند: آیا به دو انسان که همانند ما هستند و قومشان بندگان ما بودند، ایمان بیاوریم؟///پس گفتند: آیا به دو انسانى که مثل ما هستند ایمان بیاوریم در حالى که قومشان بردگان ما هستند///پس گفتند: «آیا به دو بشر که مثل خود ما هستند و طایفه آنها بندگان ما مى‌باشند ایمان بیاوریم؟»///پس گفتند: «آیا ما به دو انسان مانند خودمان ایمان بیاوریم، در حالى که قوم این دو برده‌ى ما بودند؟»///از این رو گفتند: چرا ما به دو بشر مثل خودمان ایمان آریم در صورتی که طایفه این دو مرد ما را اطاعت و بندگی می‌کنند؟///پس گفتند آیا به دو بشر همانند خودمان ایمان بیاوریم؟ و حال آنکه قوم آنان پرستندگان ما هستند///آنها گفتند: «آیا ما به دو انسان همانند خودمان ایمان بیاوریم، در حالی که قوم آنها بردگان ما هستند؟!»///پس گفتند آیا ایمان آریم برای دو بشر همانند ما و قوم آنانند برای ما پرستش‌کنندگان‌///پس گفتند: «آیا ما به دو بشر که مانند خودمانند - در حالی که طایفه‌ی آنها بندگان مایند - ایمان بیاوریم‌؟» quran_en_fa So they accused them of falsehood, and they became of those who were destroyed. در نتیجه هر دو را تکذیب کردند و از هلاک شدگان شدند.///در نتیجه هر دو را تکذیب کردند و از هلاک شدگان شدند.///آنها را تکذیب کردند و خویشتن به هلاکت افکندند.///در نتیجه آن دو را تکذیب کردند و از هلاک شدگان گشتند///در نتیجه، آن دو را دروغزن خواندند، پس از زمره هلاک‌شدگان گشتند.///پس آن دو را تکذیب کردند، و از هلاک‌شدگان گشتند.///پس موسی و هارون را تکذیب کرده و بدین سبب همه هلاک شدند.///سپس آن دو را دروغگو انگاشتند و جزو نابود شدگان گردیدند///(آری،) آنها این دو را تکذیب کردند؛ و سرانجام همگی هلاک شدند.///پس تکذیبشان کردند پس شدند از هلاک‌شدگان‌///نتیجه، آن دو را تکذیب کردند، پس از زمره‌ی هلاک‌شدگان بودند. quran_en_fa And We gave Moses the Book, in order that they might receive guidance. همانا ما به موسی کتاب دادیم، تا آنان هدایت شوند.///همانا ما به موسی کتاب دادیم، تا آنان هدایت شوند.///هر آینه ما به موسى کتاب دادیم، باشد که هدایت شوند.///و به راستى ما به موسى کتاب آسمانى دادیم، باشد که هدایت یابند///و به یقین، ما به موسى کتاب [آسمانى‌] دادیم، باشد که آنان به راه راست روند.///و به راستی ما به موسى کتاب دادیم، شاید [قومش] هدایت شوند.///و همانا ما به موسی کتاب تورات را فرستادیم، باشد که آنها هدایت شوند.///و به راستی به موسی کتاب آسمانی دادیم، باشد که هدایت یابند///و ما به موسی کتاب (آسمانی) دادیم؛ شاید آنان [= بنی اسرائیل‌] هدایت شوند.///و همانا دادیم به موسی کتاب را شاید ایشان رهبری شوند///و به‌راستی و درستی به موسی کتاب (وحیانی) دادیم، شاید آنان راه یابند. quran_en_fa And We made the son of Mary and his mother as a Sign: We gave them both shelter on high ground, affording rest and security and furnished with springs. و پسر مریم و مادرش را نشانه [قدرت و رحمت خود] قرار دادیم و آن دو را در سرزمینی بلند که [دارای] جایگاهی مستقر [و امن] و آبی روان بود، جای دادیم.///و پسر مریم و مادرش را نشانه [قدرت و رحمت خود] قرار دادیم و آن دو را در سرزمینی بلند که [دارای] جایگاهی مستقر [و امن] و آبی روان بود، جای دادیم.///و پسر مریم و مادرش را آیتى ساختیم و آن دو را بر بلند جایى که قرار گاهى و آب روان داشت جاى دادیم.///و پسر مریم و مادرش را آیتى ساختیم و آن دو را در سرزمین مرتفعى که جاى زیستن و داراى آب جارى بود، جاى دادیم///و پسر مریم و مادرش را نشانه‌اى گردانیدیم و آن دو را در سرزمین بلندى که جاى زیست و [داراى‌] آب زلال بود جاى دادیم.///و ما [عیسى] فرزند مریم و مادرش را معجزه قرار دادیم، و آن دو را در سرزمینى مرتفع که داراى آرامش، امنیت و [آب] گوارا بود، جاى دادیم.///و ما پسر مریم و مادرش را آیت و معجزه بزرگ گردانیدیم و هر دو را به سرزمین بلندی که آنجا مکانی هموار و چشمه‌سار بود (شام و بیت المقدس) منزل دادیم.///و پسر مریم و مادرش را پدیده [معجزه‌آسای‌] شگرفی قرار دادیم و آن دو را بر زمینی بلند که آرام جای بود، و آبی روان داشت، جای دادیم‌///و ما فرزند مریم [= عیسی‌] و مادرش را آیت و نشانه‌ای قرار دادیم؛ و آنها را در سرزمین مرتفعی که دارای امنیت و آب جاری بود جای دادیم.///و گردانیدیم پسر مریم و مادرش را آیتی و پناهشان دادیم بسوی فرازی دارای آرامش و آبی گوارا///و پسر مریم و مادرش را نشانه‌ای گردانیدیم و آن دو را سوی سرزمین بلندی که آسایشگاه و جایگاه آب زلال بود پناهگاه دادیم. quran_en_fa O ye messengers! enjoy (all) things good and pure, and work righteousness: for I am well-acquainted with (all) that ye do. ای پیامبران! از خوردنی‌های پاکیزه بخورید و کار شایسته انجام دهید؛ مسلما من به آنچه انجام می‌دهید، دانایم.///ای پیامبران! از خوردنی‌های پاکیزه بخورید و کار شایسته انجام دهید؛ مسلما من به آنچه انجام می‌دهید، دانایم.///اى پیامبران، از چیزهاى پاکیزه و خوش بخورید و کارهاى شایسته کنید که من به کارهایى که مى‌کنید آگاهم.///اى پیامبران! از پاکیزه‌ها بخورید و کار شایسته کنید که من به آنچه انجام مى‌دهید آگاهم///اى پیامبران، از چیزهاى پاکیزه بخورید و کار شایسته کنید، که من به آنچه انجام مى‌دهید دانایم.///اى پیامبران! از غذاهاى پاکیزه بخورید و کار نیکو کنید. همانا من به آنچه مى‌کنید، آگاهم.///ای رسولان، از غذاهای پاکیزه (حلال) تناول کنید و به نیکوکاری و اعمال صالح پردازید که من به هر چه می‌کنید آگاهم.///ای پیامبران از پاکیزه‌ها بخورید و کارهای شایسته کنید که من از آنچه می‌کنید آگاهم‌///ای پیامبران! از غذاهای پاکیزه بخورید، و عمل صالح انجام دهید، که من به آنچه انجام می‌دهید آگاهم.///ای پیمبران بخورید از پاکیزه‌ها و بکنید کاری شایسته همانا منم بدانچه می‌کنید دانا///هان ای پیامبران! از چیزهای پاکیزه بخورید و کار شایسته (ی رسالت) کنید، من بی‌گمان به آنچه انجام می‌دهید بسی دانایم. quran_en_fa And verily this Brotherhood of yours is a single Brotherhood, and I am your Lord and Cherisher: therefore fear Me (and no other). و بی تردید این [اسلام] آیین [حقیقی] شماست در حالی که آیینی یگانه است، و من پروردگار شمایم؛ بنابراین از من پروا کنید.///و بی تردید این [اسلام] آیین [حقیقی] شماست در حالی که آیینی یگانه است، و من پروردگار شمایم؛ بنابراین از من پروا کنید.///هر آینه این دین شما دینى است واحد، و من پروردگار شمایم؛ از من بترسید.///و این آیین همه شماست، آیین یگانه (با یک هدف و با یک خدا)، و من پروردگار شمایم، پس از من پروا دارید///و در حقیقت، این امت شماست که امتى یگانه است، و من پروردگار شمایم؛ پس، از من پروا دارید.///و البته این امت شما، امت واحدى است، و من پروردگار شمایم؛ پس، از من پروا کنید.///و این مردم همه یک دین و متفق الکلمه یک امت شمایند و من یگانه خدای شما هستم، پس از من بترسید.///و همانا این امت شماست، امتی یگانه، و من پروردگار شما هستم، از من پروا کنید///و این امت شما امت واحدی است؛ و من پروردگار شما هستم؛ پس، از مخالفت فرمان من بپرهیزید!///و همانا این است ملت شما ملتی یگانه و منم پروردگار شما پس مرا بترسید///و این‌ها [: جمع مکلفان] به‌راستی (همگان) امت شمایند، امتی یگانه (درجهت رسالت وحیانی) و من پروردگار (یگانه‌ی) شمایم‌؛ پس مرا پروا بدارید. quran_en_fa But people have cut off their affair (of unity), between them, into sects: each party rejoices in that which is with itself. پس کار [آیین] خود را میان خویش قطعه قطعه کردند [و گروه گروه شدند]، در حالی که هر گروهی به آن [آیینی] که نزد آنان است خوشحال و شادمانند [که آیینشان بر حق است.]///پس کار [آیین] خود را میان خویش قطعه قطعه کردند [و گروه گروه شدند]، در حالی که هر گروهی به آن [آیینی] که نزد آنان است خوشحال و شادمانند [که آیینشان بر حق است.]///پس دین خود را فرقه‌فرقه کردند و هر فرقه‌اى به روشى که برگزیده بود دلخوش بود.///ولى آنها دینشان را میان خود شعبه‌ها کردند و [فرقه‌ها شدند که‌] هر فرقه‌اى به آنچه نزدشان است دلخوش‌اند///تا کار [دین‌] شان را میان خود قطعه قطعه کردند [و] دسته دسته شدند: هر دسته‌اى به آنچه نزدشان بود، دل خوش کردند.///اما مردم، کارشان را در میان خود، به پراکندگى کشاندند، هر گروهى به راهى رفتند، و هر حزب و دسته‌اى به آنچه نزدشان بود، دل خوش کردند.///آن‌گاه مردم (با وجود این سفارش خدا) امر (دین) خود را پاره پاره کردند (و در آیین، فرقه فرقه شدند) و هر گروهی به آنچه نزد خود پسندیدند دلخوش گشتند.///ولی آنان در کارشان، در میان خود اختلاف و تفرقه یافتند، هر گروهی به آنچه در دست دارد، شادمان است‌///اما آنها کارهای خود را در میان خویش به پراکندگی کشاندند، و هر گروهی به راهی رفتند؛ (و عجب اینکه) هر گروه به آنچه نزد خود دارند خوشحالند!///پس پخش کردند کار خود را میان خود نامه‌هائی هر حزبی است بدانچه نزد ایشان است شادمان‌///پس (آن‌گاه) کار (دین) شان را میان خودشان (با) نوشته‌هایی گوناگون قطعه قطعه کردند (و) هر دسته‌ای به آنچه نزدشان است، خوش (حال) اند. quran_en_fa But leave them in their confused ignorance for a time. پس آنان را در غرقاب گمراهی و جهالتشان تا هنگامی [که مرگشان فرا رسد] واگذار.///پس آنان را در غرقاب گمراهی و جهالتشان تا هنگامی [که مرگشان فرا رسد] واگذار.///آنان را تا چندى در گمراهیشان رها کن.///پس آنها را تا چندى در ورطه گمراهى‌شان رها کن///پس آنها را در ورطه گمراهى‌شان تا چندى واگذار.///پس آنان را تا مدتى در گرداب جهلشان واگذار.///پس بگذار که این بی‌خبران در جهل و غفلت خود به سر برند تا هنگامی معین (که روز مرگ و قیامت باشد).///پس ایشان را یک چند در غفلتشان واگذار///آنها را در جهل و غفلتشان بگذار تا زمانی (که مرگشان فرا رسد یا گرفتار عذاب الهی شوند).///پس بگذارشان در فرورفتگیشان تا زمانی‌///پس در ورطه‌ی گمراهیشان تا چندی واگذارشان. quran_en_fa Do they think that because We have granted them abundance of wealth and sons, آیا گمان می‌کنند افزونی و گسترشی که به سبب مال و اولاد به آنان می‌دهیم،///آیا گمان می‌کنند افزونی و گسترشی که به سبب مال و اولاد به آنان می‌دهیم،///آیا مى‌پندارند که آن مال و فرزند که ارزانیشان مى‌داریم،///آیا مى‌پندارند که آنچه از مال و پسران که بدیشان مى‌دهیم///آیا مى‌پندارند که آنچه از مال و پسران که بدیشان مدد مى‌دهیم،///آیا مى‌پندارند آنچه از مال و فرزندان که آنان را بدان یارى مى‌رسانیم،///آیا این مردم کافر می‌پندارند این که ما آنها را مدد به مال و فرزندان می‌کنیم،///آیا چنین می‌انگارند که آنچه از مال و فرزندان که بدان مددشان می‌کنیم؟///آنها گمان می‌کنند اموال و فرزندانی که بعنوان کمک به آنان می‌دهیم …///آیا پندارند که آنچه کمک دهیمشان بدان از مال و فرزندان‌///آیا (چنان) می‌پندارند که بی‌گمان (با) آنچه از مال و پسران بدیشان مدد می‌کنیم (و) یاریشان می‌رسانیم؟ quran_en_fa We would hasten them on in every good? Nay, they do not understand. در حقیقت می‌خواهیم در عطا کردن خیرات به آنان شتاب ورزیم؟ [چنین نیست] بلکه [آنان] درک نمی‌کنند [که ما می‌خواهیم با افزونی مال و اولاد، در تفرقه، طغیان، گمراهی و تیره بختی بیشتری فرو روند.]///در حقیقت می‌خواهیم در عطا کردن خیرات به آنان شتاب ورزیم؟ [چنین نیست] بلکه [آنان] درک نمی‌کنند [که ما می‌خواهیم با افزونی مال و اولاد، در تفرقه، طغیان، گمراهی و تیره بختی بیشتری فرو روند.]///براى آن است که مى‌کوشیم خیرى به آنها برسانیم؟ نه، که آنان در نمى‌یابند.///در رساندن نیکى‌ها شتاب مى‌کنیم؟ نه، بلکه آنها نمى‌فهمند/// [از آن روى است که‌] مى‌خواهیم به سودشان در خیرات شتاب ورزیم؟ [نه،] بلکه نمى‌فهمند.///شتاب مى‌کنیم که خیرهایى به آنان برسانیم؟ [چنین نیست!] بلکه آنان نمى‌فهمند [مال و فرزند وسیله آزمایش است].///برای آن است که می‌خواهیم در حق ایشان مساعدت و تعجیل به خیرات دنیا کنیم؟ (نه چنین است) بلکه (برای امتحان است و) آنها نمی‌فهمند.///در خیر و خوبی به نفع ایشان می‌کوشیم؟ [چنین نیست‌] بلکه [حقیقت را] در نمی‌یابند///برای این است که درهای خیرات را با شتاب به روی آنها بگشاییم!! (چنین نیست) بلکه آنها نمی‌فهمند (که این وسیله امتحانشان است).///شتاب کنیم برای ایشان در خوبیها بلکه درنمی‌یابند///(این از آن روست که) می‌خواهیم برایشان در خیرات شتاب ورزیم‌؟ (نه!) بلکه دقت و باریک‌بینی نمی‌کنند. quran_en_fa Verily those who live in awe for fear of their Lord; یقینا آنان که از بیم پروردگارشان هراسان و نگرانند،///یقینا آنان که از بیم پروردگارشان هراسان و نگرانند،///آنهایى که از خوف پروردگارشان لرزانند،///همانا کسانى که از مهابت پروردگارشان ترسانند///در حقیقت، کسانى که از بیم پروردگارشان هراسانند،///کسانى که از خوف پروردگارشان بیمناکند،///همانا آن مؤمنانی که از خوف خدا ترسان و هراسانند.///بی‌گمان کسانی که از خشیت پروردگارشان بیمناکند///مسلما کسانی که از خوف پروردگارشان بیمناکند،///همانا آنان که از ترس پروردگار خویشند هراسان‌///بی‌گمان کسانی که ایشان از خشیت پروردگارشان با بزرگداشت (اش) هراسانند؛ quran_en_fa Those who believe in the Signs of their Lord; و آنان که به آیات پروردگارشان ایمان می‌آورند.///و آنان که به آیات پروردگارشان ایمان می‌آورند.///و آنهایى که به آیات پروردگارشان ایمان مى‌آورند،///و کسانى که به آیات پروردگارشان ایمان مى‌آورند///و کسانى که به نشانه‌هاى پروردگارشان ایمان مى‌آورند،///و آنان که به آیات پروردگارشان ایمان دارند،///و آنان که به آیات خدای خود ایمان می‌آورند.///و کسانی که به آیات پروردگارشان ایمان می‌آورند///و آنان که به آیات پروردگارشان ایمان می‌آورند،///و آنان که به آیتهای پروردگار خویشند ایمان‌آرندگان‌///و کسانی که (هم) ایشان به نشانه‌های پروردگارشان ایمان می‌آورند؛ quran_en_fa Those who join not (in worship) partners with their Lord; و آنان که به پروردگارشان شرک نمی‌ورزند.///و آنان که به پروردگارشان شرک نمی‌ورزند.///و آنهایى که به پروردگارشان شرک نمى‌آورند،///و آنان که به پروردگارشان شرک نمى‌آورند///و آنان که به پروردگارشان شرک نمى‌آورند،///و به پروردگارشان شرک نمى‌ورزند،///و آنان که هرگز به پروردگارشان مشرک نمی‌شوند.///و کسانی که به پروردگارشان شرک نمی‌ورزند///و آنها که به پروردگارشان شرک نمی‌ورزند،///و آنان که به پروردگار خویش شرک نورزند///و کسانی که (هم) ایشان با پروردگارشان (کسی را) شریک نمی‌آورند؛ quran_en_fa And those who dispense their charity with their hearts full of fear, because they will return to their Lord;- و آنان که آنچه را [از زکات و دیگر انفاقات در راه خدا] می‌پردازند، و در حالی که دل هایشان از اینکه به سوی پروردگارشان [برای محاسبه دقیق] باز می‌گردند، ترسان است.///و آنان که آنچه را [از زکات و دیگر انفاقات در راه خدا] می‌پردازند، و در حالی که دل هایشان از اینکه به سوی پروردگارشان [برای محاسبه دقیق] باز می‌گردند، ترسان است.///و آنهایى که همه آنچه را باید ادا کنند، ادا مى‌کنند و باز هم دلهایشان ترسان است که باید نزد پروردگارشان باز گردند،///و کسانى که آنچه [از مال و جان‌] مى‌دهند، در حالى مى‌دهند که دل‌هایشان ترسان است از این که به سوى پروردگارشان باز خواهند گشت///و کسانى که آنچه را دادند [در راه خدا] مى‌دهند، در حالى که دلهایشان ترسان است [و مى‌دانند] که به سوى پروردگارشان بازخواهند گشت،///و کسانى که [در راه خدا] مى‌دهند، آنچه را دادند، در حالى که دل‌هایشان ترسان است از این که به سوى پروردگارشان بازمى‌گردند،///و آنان که آنچه وظیفه بندگی و ایمان است به جای آورده و باز از این که (روزی) به خدای خود رجوع می‌کنند دلهاشان ترسان است.///و کسانی که آنچه باید [انجام‌] بدهند، [انجام‌] می‌دهند و دلهایشان هراسان است که به سوی پروردگارشان باز می‌گردند///و آنها که نهایت کوشش را در انجام طاعات به خرج می‌دهند و با این حال، دلهایشان هراسناک است از اینکه سرانجام بسوی پروردگارشان بازمی‌گردند،///و آنان که دهند آنچه را دهند و دلهاشان لرزان است که بسوی پروردگار خویشند بازگشت‌کنان‌///و کسانی که آنچه دادند (در راه خدا) می‌دهند، حال آنکه که دل‌هایشان هراسان است، که بی‌گمان سوی پروردگارشان بازگشت‌کنندگانند؛ quran_en_fa It is these who hasten in every good work, and these who are foremost in them. اینانند که در کارهای خیر می‌شتابند، و در [انجام دادن] آن [از دیگران] پیشی می‌گیرند.///اینانند که در کارهای خیر می‌شتابند، و در [انجام دادن] آن [از دیگران] پیشی می‌گیرند.///اینان هستند که به کارهاى نیک مى‌شتابند و در آن بر یکدیگر سبقت مى‌جویند.///آنان در کارهاى نیک مى‌شتابند و هم آنان در انجام آن پیشتازند///آنانند که در کارهاى نیک شتاب مى‌ورزند و آنانند که در انجام آنها سبقت مى‌جویند.///چنین کسانى در خیرات شتاب مى‌ورزند. و همانان هستندکه در [رسیدن به] خیرات از یکدیگر پیشى مى‌گیرند.///چنین بندگانی تعجیل در خیرات می‌کنند و اینان هستند که به کارهای نیکو سبقت می‌جویند.///اینانند که در خیرات می‌کوشند و هم ایشان در آن پیشتازند///(آری) چنین کسانی در خیرات سرعت می‌کنند و از دیگران پیشی می‌گیرند (و مشمول عنایات ما هستند).///آنان می‌شتابند در خوبیها و ایشانند آنها را پیشی‌گیرندگان‌///اینان در کارهای نیک شتاب می‌ورزند، و در انجام آنها (از یکدیگر) پیشی گیرندگانند. quran_en_fa On no soul do We place a burden greater than it can bear: before Us is a record which clearly shows the truth: they will never be wronged. و هیچ کس را جز به اندازه گنجایش و توانش تکلیف نمی‌کنیم، و نزد ما کتابی [چون لوح محفوظ] است که [درباره همه امور آفرینش و نسبت به اعمال بندگان] به درستی و راستی سخن می‌گوید، و آنان [در پاداش و کیفر] مورد ستم قرار نمی‌گیرند.///و هیچ کس را جز به اندازه گنجایش و توانش تکلیف نمی‌کنیم، و نزد ما کتابی [چون لوح محفوظ] است که [درباره همه امور آفرینش و نسبت به اعمال بندگان] به درستی و راستی سخن می‌گوید، و آنان [در پاداش و کیفر] مورد ستم قرار نمی‌گیرند.///بر هیچ کس جز به اندازه توانش تکلیف نمى‌کنیم. و نزد ما کتابى است که به حق سخن مى‌گوید. و بر آنها ستمى نمى‌رود.///و هیچ کس را جز به قدر توانش تکلیف نمى‌کنیم، و نزد ما کتابى است که به حق سخن مى‌گوید، و آنان مورد ستم قرار نمى‌گیرند///و هیچ کس را جز به قدر توانش تکلیف نمى‌کنیم، و نزد ما کتابى است که به حق سخن مى‌گوید و آنان مورد ستم قرار نخواهند گرفت.///و ما هیچ‌کس را جز به مقدار توانش، تکلیف نمى‌کنیم. و نزد ما کتابى است که به حق سخن مى‌گوید و به آنان هیچ ستمى نمى‌شود.///و ما هیچ نفسی را بیش از وسع و توانایی او تکلیف نمی‌کنیم و نزد ما کتابی است (از لوح محفوظ الهی) که آن کتاب سخن به حق گوید و به هیچ کس هرگز ستم نخواهد شد.///و ما هیچ کس را جز به اندازه توانش تکلیف نمی‌کنیم، و نزد ما کتابی است که به حق سخن می‌گوید، و به ایشان ستم نرود///و ما هیچ کس را جز به اندازه تواناییش تکلیف نمی‌کنیم؛ و نزد ما کتابی است که (تمام اعمال بندگان را ثبت کرده و) بحق سخن می‌گوید؛ و به آنان هیچ ستمی نمی‌شود.///و تکلیف نکنیم کس را جز به اندازه گشایش او (تاب و توانش) و نزد ما است نامه‌ای که سخن گوید به حق و ایشان ستم نمی‌شوند///و ما هیچ کس را جز به اندازه‌ی توان و گشایشش تکلیف نمی‌کنیم و نزد ما کتابی است که به تمامی حق سخن می‌گوید، حال آنکه به آنان ستم نمی‌شود. quran_en_fa But their hearts are in confused ignorance of this; and there are, besides that, deeds of theirs, which they will (continue) to do,- [چنین نیست که کافران تکلیف را بیش از اندازه گنجایش و توان خود حس کنند] بلکه دل هایشان از این [حقیقت] در بی خبری عمیقی است، و برای آنان غیر از این [بی خبری] اعمالی [زشت و ناپسند] است که همواره آنها را انجام می‌دهند،///[چنین نیست که کافران تکلیف را بیش از اندازه گنجایش و توان خود حس کنند] بلکه دل هایشان از این [حقیقت] در بی خبری عمیقی است، و برای آنان غیر از این [بی خبری] اعمالی [زشت و ناپسند] است که همواره آنها را انجام می‌دهند،///نه، دلهایشان از این سخن در پرده غفلت است. و آنها را کارهایى است جز این کارها، که مى‌کنند.///نه، بلکه دل‌هاى آنان از این [حقیقت‌] در غفلت است، و آنان کارهاى [نارواى دیگرى‌] جز این دارند که پیوسته مرتکب مى‌شوند/// [نه،] بلکه دلهاى آنان از این [حقیقت‌] در غفلت است، و آنان غیر از این [گناهان‌] کردارهایى [دیگر] دارند که به انجام آن مبادرت مى‌ورزند.///بلکه دل‌هاى آنان از این [کتاب] در غفلت و بى‌خبرى است. و کارهای دیگرى جز این دارند که پیوسته آن را انجام مى‌دهند.///بلکه دلهای کافران از این (کتاب حق) در جهل و غفلت است و اعمالی که این کافران عامل آنند غیر اعمال آن اهل ایمان است (که در آیات سابق ذکر شد).///بلکه دلهای ایشان از این [حقیقت‌] در غفلت است، و کارهایی [ناروا] جز این دارند که انجام‌دهنده آنند///ولی دلهای آنها از این نامه اعمال (و روز حساب و آیات قرآن) در بی‌خبری فرورفته؛ و اعمال (زشت) دیگری جز این دارند که پیوسته آن را انجام می‌دهند …///بلکه دلهاشان در گردابی است از این و ایشان را است کارهائی جز این که ایشانند آنها را کنندگان‌///بلکه دل‌هایشان از این (حقیقت) در (غرقاب) غفلت است و برایشان بجز این (گناهان) کردارهایی (دیگر) است، که برای (رسیدن به) آنها کارگزارند. quran_en_fa Until, when We seize in Punishment those of them who received the good things of this world, behold, they will groan in supplication! تا زمانی که عیاشان و مرفهان آنان را به عذاب بگیریم، ناگهان فریاد و ناله سر دهند و [به آوای بلند] استغاثه کنند. ….///تا زمانی که عیاشان و مرفهان آنان را به عذاب بگیریم، ناگهان فریاد و ناله سر دهند و [به آوای بلند] استغاثه کنند. ….///تا آنگاه که ناز پروردگانشان را به عذاب گرفتار کنیم و ناله سر دهند.///تا وقتى که عیاشان آنها را به عذاب گرفتار ساختیم، به ناگاه ناله‌هاى دردناک سر مى‌دهند///تا وقتى خوشگذرانان آنها را به عذاب گرفتار ساختیم، بناگاه به زارى درمى‌آیند.///تا زمانى که مرفهان [مغرور] را به قهر خود گرفتار سازیم. در این هنگام ناله سر مى‌دهند.///(این کافران به همین کردار بد مشغولند) تا آن‌گاه که ما متنعمان آنها را به عذاب بگیریم در آن حال فریاد آنها بلند شود.///تا آنگاه که نازپروردگانشان را به عذاب فروگیریم، آنگاه است که زاری می‌کنند///تا زمانی که متنعمان مغرور آنها را در چنگال عذاب گرفتار سازیم؛ در این هنگام، ناله‌های دردناک و استغاثه‌آمیز سرمی‌دهند!///تا گاهی که گیریم هوسرانان (یا فرورفتگان) ایشان را به عذاب ناگهان فغان برآرند///تا (هنگامی) که خوشگذران‌هایشان را به عذاب برگرفتیم، ناگاه - چون وحشیان - خشمناکان فریاد می‌زنند. quran_en_fa (It will be said): "Groan not in supplication this day: for ye shall certainly not be helped by Us. [به آنان گویند:] امروز فریاد و ناله سر ندهید؛ زیرا شما از سوی ما یاری نخواهید شد. ….///[به آنان گویند:] امروز فریاد و ناله سر ندهید؛ زیرا شما از سوی ما یاری نخواهید شد. ….///امروز ناله سر مدهید که شما را از عذاب ما کس نرهاند.///امروز زارى مکنید که قطعا شما از جانب ما یارى نخواهید شد///امروز زارى مکنید که قطعا شما از جانب ما یارى نخواهید شد.///«امروز ناله نکنید! قطعا شما از جانب ما یارى نخواهید شد.»///(و ما فرماییم که) امروز فریاد مکنید، که از ما به شما هیچ مدد و یاری نخواهد رسید.///امروز زاری مکنید، چرا که از ما یاری نمی‌یابید///(اما به آنها گفته می‌شود:) امروز فریاد نکنید، زیرا از سوی ما یاری نخواهید شد!///ننالید امروز همانا شما از ما یاری نشوید///(به آنان گفته شود:) «امروز نعره‌ی وحشیانه نزنید! بی‌چون شما از جانب ما یاری نخواهید شد.» quran_en_fa "My Signs used to be rehearsed to you, but ye used to turn back on your heels- همانا آیات من را بر شما می‌خواندند وشما به پشت سرتان به قهقرا برمی گشتید [تا آن را نشنوید!]///همانا آیات من را بر شما می‌خواندند وشما به پشت سرتان به قهقرا برمی گشتید [تا آن را نشنوید!]///آیات من برایتان خوانده مى‌شد و شما نمى‌پذیرفتید و پس‌پس مى‌رفتید.///همانا آیات من بر شما خوانده مى‌شد و شما به عقب خود بر مى‌گشتید///در حقیقت، آیات من بر شما خوانده مى‌شد و شما بودید که همواره به قهقرا مى‌رفتید.///آیات من پیوسته بر شما تلاوت مى‌شد؛ ولى شما روی‌گردانده، به عقب بازمى‌گشتید.///زیرا همانا آیات من بر شما تلاوت می‌شد و شما واپس می‌رفتید (و بر کفر می‌افزودید).///چنین بود که آیات من بر شما خوانده می‌شد، و شما [به آن‌] پشت می‌کردید///(آیا فراموش کرده‌اید که) در گذشته آیات من پیوسته بر شما خوانده می‌شد؛ اما شما اعراض کرده به عقب بازمی‌گشتید؟!///بودند آیتهای ما خوانده می‌شدند بر شما پس بودید بر پاشنه‌های خویش برمی‌گشتید///«به‌راستی آیات من بر شما خوانده می‌شد، پس شما بودید که همواره به عقب بر گذشته‌هاتان زیر و زبر می‌شوید.» quran_en_fa "In arrogance: talking nonsense about the (Qur'an), like one telling fables by night." در حالی که به آن تکبر می‌ورزیدید [و در بزم] شبانه [خود درباره آن] هذیان می‌گفتید [و سخنان نامعقول به زبان می‌آوردید.] ….///در حالی که به آن تکبر می‌ورزیدید [و در بزم] شبانه [خود درباره آن] هذیان می‌گفتید [و سخنان نامعقول به زبان می‌آوردید.] ….///بر آن نخوت مى‌فروختید و شب هنگام در افسانه‌سرایى ناسزا مى‌گفتید.///و متکبرانه در شب‌نشینى خود از آن بد مى‌گفتید///در حالى که از [پذیرفتن‌] آن تکبر مى‌ورزیدید و شب هنگام [در محافل خود] بدگویى مى‌کردید.///درحالى که نسبت به آن تکبر مى‌ورزیدید، و در شب‌نشینی [خود درباره‌ی آن‌] هذیان مى‌گفتید.///در حالتی که به هذیان و افسانه‌های شبانه خود (از شنیدن کلام خدا) تکبر و دوری می‌کردید.///در برابر آن تکبر می‌ورزیدید و درباره آن شبها افسانه سرایی و پریشان‌گویی می‌کردید///در حالی که در برابر او [=پیامبر] استکبار می‌کردید، و شبها در جلسات خود به بدگویی می‌پرداختید؟!///کبرورزندگان بدان شب‌نشینی بیهده‌گویان‌///حال آنکه به (پذیرفتن) آن استکبار و برتری می‌جویید و شب‌هنگام (در محافل خود) هذیان می‌گویید.» quran_en_fa Do they not ponder over the Word (of Allah), or has anything (new) come to them that did not come to their fathers of old? آیا در این سخن [که وحی خداست] نیندیشیدند؟ یا مگر [برای اولین بار] کتابی برای آنان آمده است که برای پدران پیشین آنان نیامده بود؟ ….///آیا در این سخن [که وحی خداست] نیندیشیدند؟ یا مگر [برای اولین بار] کتابی برای آنان آمده است که برای پدران پیشین آنان نیامده بود؟ ….///آیا در این سخن نمى‌اندیشند یا براى آنها چیزى نازل شده که براى نیاکانشان نازل نشده بود؟///آیا در این سخن تفکر نکرده‌اند، یا چیزى براى آنها آمده که براى پدران پیشین آنها نیامده است///آیا در [عظمت‌] این سخن نیندیشیده‌اند، یا چیزى براى آنان آمده که براى پدران پیشین آنها نیامده است؟///آیا آنها در این گفتار نیندیشیدند؟ یا مطالبى [تازه] براى آنان آمده که براى نیاکانشان نیامده است؟///آیا در این سخن (خدا و قرآن بزرگ) فکر و اندیشه نمی‌کنند (تا حقانیت آن را درک کنند) یا آنکه کتاب و رسول تنها بر اینان آمده و بر پدران پیشین آنها نیامده؟///آیا در این سخن اندیشه نمی‌کنند، یا چیزی که به سراغ نیاکانشان نیامده بود، به سراغ آنان آمده است؟///آیا آنها در این گفتار نیندیشیدند، یا اینکه چیزی برای آنان آمده که برای نیاکانشان نیامده است؟!///آیا تدبر نکردند سخن را یا بیامدشان آنچه نیامد پدرانشان را آن پیشینیان‌///آیا پس (از این) در این سخن نیندیشیدند، یا چیزی برای آنان آمده که برای پدران نخستینشان نیامده‌؟ quran_en_fa Or do they not recognise their Messenger, that they deny him? یا مگر پیامبرشان را [از لحاظ حسب، نسب، درستی، امانت، اخلاق و کرامت] نشناخته‌اند که منکر او هستند؟ ….///یا مگر پیامبرشان را [از لحاظ حسب، نسب، درستی، امانت، اخلاق و کرامت] نشناخته‌اند که منکر او هستند؟ ….///یا آنکه پیامبرشان را نشناخته‌اند که انکارش مى‌کنند؟///یا پیامبر خود را در دست نشناخته‌اند که انکارش مى‌کنند///یا پیامبر خود را [درست‌] نشناخته و [لذا] به انکار او پرداخته‌اند؟///یا این که پیامبرشان را نشناختند [و از سوابق او آگاه نیستند]؟ پس براى همین او را انکار مى‌کنند؟///یا آنکه اینان رسول خود را نشناخته‌اند که او را انکار و تکذیب می‌کنند.///یا آنکه پیامبرشان را نمی‌شناسند، و لذا با او بیگانه‌اند///یا اینکه پیامبرشان را نشناختند (و از سوابق او آگاه نیستند)، از این رو او را انکار می‌کنند؟!///یا نشناختند پیمبر خویش را پس ایشانند او را انکارکنان (ناشناسان)///یا پیامبر خود را نشناخته‌اند؟ پس انکار (و انگار) کنندگان اویند؟ quran_en_fa Or do they say, "He is possessed"? Nay, he has brought them the Truth, but most of them hate the Truth. یا می‌گویند: نوعی دیوانگی در اوست؟ [چنین نیست که این یاوه گویان به هم می‌بافند] بلکه او حق را برای آنان آورده است، و بیشترشان حق را خوش ندارند،///یا می‌گویند: نوعی دیوانگی در اوست؟ [چنین نیست که این یاوه گویان به هم می‌بافند] بلکه او حق را برای آنان آورده است، و بیشترشان حق را خوش ندارند،///یا مى‌گویند که دیوانه است؟ نه، پیامبرشان با دین حق بر آنها مبعوث شد، ولى بیشترینشان از حق کراهت دارند.///یا مى‌گویند او جنون دارد؟ نه [چنین نیست‌] بلکه او [دین‌] حق را برایشان آورده، ولى بیشترشان حقیقت را خوش ندارند///یا مى‌گویند او جنونى دارد؟ [نه،] بلکه [او] حق را براى ایشان آورده و [لى‌] بیشترشان حقیقت را خوش ندارند.///یا مى‌گویند: «او جنون دارد؟» [چنین نیست!] بلکه او حق را براى آنان آورده، اما بیشترشان [پذیرش] حق را خوش ندارند.///یا آنکه می‌گویند که این رسول را جنونی عارض شده (که دعوی رسالت می‌کند)؟ (چنین نیست) بلکه دین حق را بر آنها آورده و لیکن اکثر آنها از حق روگردان و متنفرند.///یا می‌گویند او جنونی دارد، [چنین نیست‌] بلکه [پیامبر] حق را برای آنان آورده است، و بیشترینه آنان ناخواهان حق‌اند///یا می‌گویند او دیوانه است؟! ولی او حق را برای آنان آورده؛ اما بیشترشان از حق کراهت دارند (و گریزانند).///یا گویند بدو آشفتگی است بلکه بیامدشان به حق و بیشتر ایشانند حق را ناخوش‌دارندگان‌///یا می‌گویند در او جنونی است‌؟ (نه!) بلکه او تمامی حق را برای ایشان آورده حال آنکه بیشترشان حق را بسی ناپسند می‌دارند. quran_en_fa If the Truth had been in accord with their desires, truly the heavens and the earth, and all beings therein would have been in confusion and corruption! Nay, We have sent them their admonition, but they turn away from their admonition. و اگر حق از هواهای نفس آنان پیروی می‌کرد، بی تردید آسمان‌ها و زمین و هر که در آنهاست از هم می‌پاشید [و تباه می‌شد؛ چنین نیست که حق از هواهای نفس آنان پیروی کند] بلکه کتاب [ی را که مایه شرف و سربلندی] آنان [است] به آنان داده‌ایم، ولی آنان از مایه شرف و سربلندی خود روی گردانند.،///و اگر حق از هواهای نفس آنان پیروی می‌کرد، بی تردید آسمان‌ها و زمین و هر که در آنهاست از هم می‌پاشید [و تباه می‌شد؛ چنین نیست که حق از هواهای نفس آنان پیروی کند] بلکه کتاب [ی را که مایه شرف و سربلندی] آنان [است] به آنان داده‌ایم، ولی آنان از مایه شرف و سربلندی خود روی گردانند.،///اگر حق از پى هوسهایشان مى‌رفت، آسمانها و زمین و هر که در آنهاست تباه مى‌شد. ولى ما اندرزشان فرستادیم و آنها از اندرزشان رویگردان شدند.///و اگر حق از هوس‌هاى آنها پیروى مى‌کرد، قطعا آسمان‌ها و زمین و هر که در آنهاست تباه مى‌شد، ولى ما پندنامه‌شان (قرآن) را بدیشان دادیم اما آنها از [آنچه مایه‌] یادآوریشان است رویگردانند///و اگر حق از هوسهاى آنها پیروى مى‌کرد، قطعا آسمانها و زمین و هر که در آنهاست تباه مى‌شد. [نه!] بلکه یادنامه‌شان را به آنان داده‌ایم، ولى آنها از [پیروى‌] یادنامه خود رویگردانند.///و اگر حق، از هوس‌هاى آنان پیروى مى‌کرد، قطعا آسمان‌ها و زمین، و کسانى که در آنها هستند، تباه مى‌شدند؛ بلکه ما وسیله یادآوری [و بیداری] آنها را براى آنها آورده‌ایم، اما آنان از [قرآن] یادآور خویش روی‌گردانند.///و اگر حق تابع هوای نفس آنان شود همانا آسمانها و زمین و هر که در آنهاست فاسد خواهد شد. (و کافران از جهل نسبت جنون به رسول ما دادند؛ چنین نیست) بلکه ما اندرز قرآن بزرگ را بر آنها فرستادیم و آنان از این اندرز خود اعراض کنند.///و اگر حق از هوی و هوسهای آنان پیروی می‌کرد، بی‌شک آسمان و زمین و هر که در آنهاست، تباه می‌شد، حق این است که حدیث خودشان را برایشان آورده‌ایم، آنگاه آنان از یاد خویش رویگردانند///و اگر حق از هوسهای آنها پیروی کند، آسمانها و زمین و همه کسانی که در آنها هستند تباه می‌شوند! ولی ما قرآنی به آنها دادیم که مایه یادآوری (و عزت و شرف) برای آنهاست، اما آنان از (آنچه مایه) یادآوریشان (است) رویگردانند!///و اگر پیروی کند حق هوسهای آنان را هر آینه فاسد شود آسمانها و زمین و هر که در آنها است بلکه آوردیمشان به ذکر خود پس ایشانند از ذکر خود روی‌گردانان‌///و اگر حق (بر فرض محال) از هوس‌های آنان پیروی می‌کرد، بی‌گمان آسمان‌ها و زمین و آنان که در آنهایند تباه می‌شدند. بلکه یادنامه‌شان را به ایشان دادیم. پس آنها از (پیروی) یادنامه‌ی خود رویگردانند. quran_en_fa Or is it that thou askest them for some recompense? But the recompense of thy Lord is best: He is the Best of those who give sustenance. یا [مگر برای ادای وظیفه‌ات] مزدی از آنان می‌خواهی [که پذیرش دعوتت برای آنان سنگین است؟] پس مزد پروردگارت بهتر است، و او بهترین روزی دهندگان است،///یا [مگر برای ادای وظیفه‌ات] مزدی از آنان می‌خواهی [که پذیرش دعوتت برای آنان سنگین است؟] پس مزد پروردگارت بهتر است، و او بهترین روزی دهندگان است،///یا تو از آنها مزدى مى‌طلبى؟ مزد پروردگارت بهتر است، که او بهترین روزى‌دهندگان است.///آیا از ایشان مزدى مى‌خواهى؟ ولى مزد پروردگارت بهتر است که بهترین روزى دهندگان است///یا از ایشان مزدى مطالبه مى‌کنى؟ و مزد پروردگارت بهتر است، و اوست که بهترین روزى‌دهندگان است.///[ای پیامبر!] آیا تو از آنها مزدى خواسته‌اى؟ با این که پاداش دائمى پروردگارت بهتر است. و او بهترین روزى‌دهندگان است.///مگر تو از این امت خرج و مزد رسالت می‌خواهی؟ (هرگز!) مزدی که خدا به تو دهد (از هر چیز) بهتر است، که خدا بهترین روزی دهنده است.///یا شاید از آنان مزدی می‌طلبی؟ ولی پاداش پروردگارت [بسی‌] بهتر است، و او بهترین روزی‌دهندگان است‌///یا اینکه تو از آنها مزد و هزینه‌ای (در برابر دعوتت) می‌خواهی؟ با اینکه مزد پروردگارت بهتر، و او بهترین روزی دهندگان است!///آیا پرسیشان هزینه پس هزینه پروردگار تو بهتر است و او است بهترین روزی‌دهندگان‌///آیا از ایشان هزینه‌ای مطالبه می‌کنی؟ پس خراج و رحمت پروردگارت بهتر است. و اوست که بهترین روزی‌دهندگان است. quran_en_fa But verily thou callest them to the Straight Way; و مسلما تو آنان را به راهی راست دعوت می‌کنی،///و مسلما تو آنان را به راهی راست دعوت می‌کنی،///هر آینه تو به راه راستشان مى‌خوانى.///و به راستى تو حقا آنها را به راه راست مى‌خوانى///و در حقیقت، این تویى که جدا آنها را به راه راست مى‌خوانى.///و قطعا تو مردم را به راهی راست دعوت مى‌کنى.///و البته تو خلق را به راه راست می‌خوانی.///و تو ایشان را به راهی راست می‌خوانی‌///بطور قطع و یقین، تو آنان را به راه راست دعوت می‌کنی.///و همانا تو خوانیشان بسوی راهی راست‌///و بی‌گمان تو اینان را به راهی بس راست می‌خوانی. quran_en_fa And verily those who believe not in the Hereafter are deviating from that Way. و بی تردید کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند از [این] راه منحرف اند. ….///و بی تردید کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند از [این] راه منحرف اند. ….///و کسانى که به آخرت ایمان ندارند از راه راست منحرفند.///و کسانى که به آخرت ایمان ندارند، حتما از راه [درست‌] منحرف‌اند///و به راستى کسانى که به آخرت ایمان ندارند، از راه [درست‌] سخت منحرفند.///و کسانى که به آخرت ایمان نمى‌آورند، از [این‌] راه منحرفند.///و لیکن آنان که به آخرت ایمان نمی‌آورند از آن راه راست برمی‌گردند.///و کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند، از راه [راست‌] به در افتاده‌اند///اما کسانی که به آخرت ایمان ندارند از این راه منحرفند!///و همانا آنان که ایمان نمی‌آرند به آخرت از راهند کناره‌گیران (کجروان)///و بی‌چون کسانی که به آخرت ایمان ندارند، از (این) راه (راست) سخت منحرفند. quran_en_fa If We had mercy on them and removed the distress which is on them, they would obstinately persist in their transgression, wandering in distraction to and fro. و اگر به آنان رحم کنیم و آسیب و گزندی را که دچار آن هستند [از آنان] برطرف سازیم، باز هم سرگردان و متحیر در سرکشی و طغیانشان لجاجت می‌ورزند.///و اگر به آنان رحم کنیم و آسیب و گزندی را که دچار آن هستند [از آنان] برطرف سازیم، باز هم سرگردان و متحیر در سرکشی و طغیانشان لجاجت می‌ورزند.///اگر بر آنها رحمت مى‌آوردیم و آزارى را که بدان گرفتارند از آنها دور مى‌ساختیم، باز هم همچنان با سرسختى در طغیان خویش سرگشته مى‌ماندند.///و اگر به آنها رحم کنیم و بلایى که بدان گرفتارند از ایشان برطرف سازیم، باز در طغیان خود، سرگشته لجاجت مى‌ورزند///و اگر ایشان را ببخشاییم، و آنچه از صدمه بر آنان [وارد آمده‌] است برطرف کنیم، در طغیان خود کوردلانه اصرار مى‌ورزند.///و اگر به آنها رحم کنیم و بدبختى‌هاى آنان را برطرف سازیم، [به­جاى هوشیارى و شکرگزاری،] کوردلانه در طغیانشان لجاجت مى‌ورزند.///و اگر ما با آنها مهربانی کرده و هر گونه الم و رنج و عذابی که دارند برطرف سازیم آنها سخت‌تر در طغیان و سرکشی خود فرو می‌روند.///و اگر بر آنان رحمت می‌آوردیم و بلایی را که دچارش بودند، می‌گرداندیم، در طغیانشان با سرگشتگی پای می‌فشردند///و اگر به آنان رحم کنید و گرفتاریها و مشکلاتشان را برطرف سازیم، (نه تنها بیدار نمی‌شوند، بلکه) در طغیانشان لجاجت می‌ورزند و (در این وادی) سرگردان می‌مانند!///و اگر رحم کنیم ایشان را و بگشائیم آنچه بدیشان است از رنج همانا خیرگی کنند در سرکشی خود فروروندگان‌///و اگر ایشان را رحم کنیم و آنچه زیان در خود دارند (زدوده و) برگشاییم، بی‌گمان در طغیانشان در حال سرگردانی لجاجت می‌کنند. quran_en_fa We inflicted Punishment on them, but they humbled not themselves to their Lord, nor do they submissively entreat (Him)!- همانا ما آنان را به بلاها و آسیب‌ها [ی دنیایی] گرفتیم، ولی نه برای پروردگارشان فروتنی کردند و نه به پیشگاهش زاری می‌کنند،///همانا ما آنان را به بلاها و آسیب‌ها [ی دنیایی] گرفتیم، ولی نه برای پروردگارشان فروتنی کردند و نه به پیشگاهش زاری می‌کنند،///به عذاب گرفتارشان کردیم. پس در مقابل پروردگارشان نه فروتنى کردند و نه تضرع.///و به راستى ایشان را گرفتار عذاب کردیم [تا بیدار شوند]، ولى در مقابل پروردگارشان، نه فروتنى کردند، و نه تضرع مى‌کردند///و به راستى ایشان را به عذاب گرفتار کردیم و [لى‌] نسبت به پروردگارشان فروتنى نکردند و به زارى درنیامدند.///و بی‌گمان آنان را به عذاب گرفتار کردیم؛ ولى آنان در برابر پروردگارشان، نه فروتنى کردند و نه زارى مى‌کنند.///و همانا ما آنها را به عذاب سخت گرفتار کردیم و باز آن کافران به تضرع و توبه و ناله رو به درگاه خدای خود نیاوردند.///و به راستی آنان را با عذاب فرو گرفتیم، و در برابر پروردگارشان خاکساری و زاری نکردند///ما آنها را به عذاب و بلا گرفتار ساختیم (تا بیدار شوند)، اما آنان نه در برابر پروردگارشان تواضع کردند، و نه به درگاهش تضرع می‌کنند!///و همانا گرفتیمشان به عذاب پس فروتن نشدند برای پروردگار خویش و نه زاری کنند///و بی‌گمان ایشان را بی‌چون به عذاب گرفتار کردیم. پس نسبت به پروردگارشان فروتنی نکردند و همی زاری (و خاکساری) نمی‌کنند. quran_en_fa Until We open on them a gate leading to a severe Punishment: then Lo! they will be plunged in despair therein! تا هنگامی که دری از عذابی سخت به روی آنان بگشاییم، ناگهان در آن حال از همه چیز مأیوس و نومید می‌شوند؛///تا هنگامی که دری از عذابی سخت به روی آنان بگشاییم، ناگهان در آن حال از همه چیز مأیوس و نومید می‌شوند؛///تا آنگاه که درى از عذاب سخت بر رویشان گشودیم، چنان که از همه جا نومید گشتند.///تا وقتى که درى از عذاب سخت به رویشان مى‌گشاییم، که به ناگاه از همه جا قطع امید کنند///تا وقتى که درى از عذاب دردناک بر آنان گشودیم، بناگاه ایشان در آن [حال‌] نومید شدند.///[ما هم این سنگ‌دلان را رها مى‌کنیم،] تا زمانى که درى از عذاب شدید به روى آنان بگشاییم، [و چنان گرفتار شوند که] ناگهان در آن [عذاب] نومید شوند.///تا آنکه بر آنها دری از بلا و عذاب سخت گشودیم که دیگر ناگاه در آن عذاب (از هر سو) نومید شدند.///تا آنکه بر آنان دری از عذاب سخت گشودیم، آنگاه بود که نومید شدند///(این وضع همچنان ادامه می‌یابد) تا زمانی که دری از عذاب شدید به روی آنان بگشاییم، (و چنان گرفتار می‌شوند که) ناگهان بکلی مأیوس گردند.///تا گاهی که برگشودیم بر ایشان دری را دارای عذابی سخت ناگهان ایشانند در آن سراسیمه یا نومیدان‌///تا هنگامی که دری - دارای عذابی سخت - بر آنان گشودیم. ناگهان ایشان در آن (حال) نومید و بسی اندوهگینند‌. quran_en_fa It is He Who has created for you (the faculties of) hearing, sight, feeling and understanding: little thanks it is ye give! و اوست که برای شما گوش و دیده و دل پدید آورد، ولی اندکی سپاس گزاری می‌کنید،///و اوست که برای شما گوش و دیده و دل پدید آورد، ولی اندکی سپاس گزاری می‌کنید،///و اوست آن خدایى که برایتان گوش و چشم و دل بیافرید. چه اندک سپاس مى‌گزارید.///و اوست [خدایى‌] که براى شما گوش و چشم و دل پدید آورد، اما کمتر سپاسگزارى مى‌کنید///و اوست آن کس که براى شما گوش و چشم و دل پدید آورد. چه اندک سپاسگزارید.///و اوست که براى شما گوش و چشم‌ها و دل‌ها آفرید. چه اندک سپاسگزاری مى‌کنید!///و اوست خدایی که برای شما گوش و چشمها و قلبها آفرید (ولی) عده بسیار کمی از شما شکر او به جای می‌آورید.///و او کسی است که برای شما گوش [ها] و چشم [ها] و قلب [ها] آفرید، چه اندکمایه سپاس می‌گزارید///و او کسی است که برای شما گوش و چشم و قلب [=عقل‌] ایجاد کرد؛ اما کمتر شکر او را بجا می‌آورید.///و او است آنکه پدید آورد برای شما گوش و دیده‌گان و دلها را به کمی سپاسگزارید///و اوست کسی که برای شما گوش‌ها و چشم‌ها و دل‌های فروزان پدید آورد. (پس چه) اندکی سپاس می‌گزارید. quran_en_fa And He has multiplied you through the earth, and to Him shall ye be gathered back. و اوست که شما را در زمین آفرید و عاقبت به سوی او گردآوری می‌شوید،///و اوست که شما را در زمین آفرید و عاقبت به سوی او گردآوری می‌شوید،///اوست آن خدایى که شما را در روى زمین پدید آورد و همه نزد او گرد آورده مى‌شوید.///و اوست که شما را در زمین پدید آورد و به سوى او محشور مى‌شوید///و اوست آن کس که شما را در زمین پدید آورد، و به سوى اوست که گرد آورده خواهید شد.///و اوست که شما را در زمین آفرید، و به سوى او محشور مى‌شوید.///و اوست خدایی که شما را در زمین پدید آورد و باز (روز قیامت) رجوع و حشر شما به سوی او خواهد بود.///و او کسی است که شما را در زمین پدید آورد و نزد او محشور می‌شوید///و او کسی است که شما را در زمین آفرید؛ و به سوی او محشور می‌شوید!///و او است آنکه آفرید شما را از زمین و بسوی او گردآورده شوید///و اوست کسی که شما را در زمین نمایان کرد و تنها سوی اوست که گردآورده خواهید شد. quran_en_fa It is He Who gives life and death, and to Him (is due) the alternation of Night and Day: will ye not then understand? و اوست که حیات می‌دهد و می‌میراند و رفت و آمد شب و روز در سیطره خواست اوست، آیا نمی‌اندیشید؟///و اوست که حیات می‌دهد و می‌میراند و رفت و آمد شب و روز در سیطره خواست اوست، آیا نمی‌اندیشید؟///و اوست آن خدایى که زنده مى‌کند و مى‌میراند و آمدوشد شب و روز از آن اوست. چرا تعقل نمى‌کنید؟///و اوست آن که زنده مى‌کند و مى‌میراند و آمد و شد شب و روز از اوست، پس چرا تعقل نمى‌کنید///و اوست آن کس که زنده مى‌کند و مى‌میراند، و اختلاف شب و روز از اوست. مگر نمى‌اندیشید؟///و اوست که زنده مى‌کند و مى‌میراند؛ و رفت و آمد شب و روز از آن او [و به دست او] است، پس آیا نمى‌اندیشید؟///و اوست خدایی که زنده گرداند و بمیراند و اختلاف و حرکت شب و روز به امر اوست، آیا شما عقل خود را کار نمی‌بندید (تا خداشناس شوید و اطاعت امر او کنید).///و او کسی است که زنده می‌دارد و می‌میراند و در پی یکدیگر آمدن شب و روز از اوست، آیا اندیشه نمی‌کنید؟///و او کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند؛ و رفت و آمد شب و روز از آن اوست؛ آیا اندیشه نمی‌کنید؟!///و او است آنکه زنده کند و بمیراند و برای او است گردش شبانه روز آیا بخرد نمی‌یابید///و اوست کسی که زنده می‌کند و می‌میراند و (توانایی ایجاد) اختلاف شب و روز تنها برای اوست. پس مگر خردورزی نمی‌کنید؟ quran_en_fa On the contrary they say things similar to what the ancients said. [نه اینکه نمی‌اندیشند] بلکه مانند همان [سخنان یاوه و بی منطق] را گفتند که پیشینیان گفتند،///[نه اینکه نمی‌اندیشند] بلکه مانند همان [سخنان یاوه و بی منطق] را گفتند که پیشینیان گفتند،///نه، آنها نیز همان سخنان گفتند که پیشینیان مى‌گفتند:///بلکه آنها نیز همان سخنان گفتند که پیشینیان مى‌گفتند/// [نه،] بلکه آنان [نیز] مثل آنچه پیشینیان گفته بودند، گفتند.///بلکه [آنان نیز] سخنى همانند گفته‌ى پیشینیان گفتند.///بلکه این مردم کافر هم همان سخن کافران پیشین را گفتند.///بلکه همانند آنچه پیشینیان گفتند، می‌گویند///(نه،) بلکه آنان نیز مثل آنچه پیشینیان گفته بودند گفتند.///بلکه گفتند همانند آنچه گفتند پیشینیان‌///بلکه آنان (نیز) همانند آنچه پیشینیان (شان) گفته بودند، گفتند. quran_en_fa They say: "What! when we die and become dust and bones, could we really be raised up again? گفتند: [که] آیا زمانی که بمیریم و خاک و استخوان شویم حتما برانگیخته می‌شویم؟///گفتند: [که] آیا زمانی که بمیریم و خاک و استخوان شویم حتما برانگیخته می‌شویم؟///گفتند: آیا اگر ما بمیریم و خاک و استخوان شویم باز هم زنده مى‌شویم؟///گفتند: آیا چون مردیم و خاک و استخوان شدیم، واقعا باز برانگیخته مى‌شویم///گفتند: «آیا چون بمیریم و خاک و استخوان شویم، آیا واقعا باز ما زنده خواهیم شد؟///گفتند: «آیا اگر مردیم، و خاک و استخوان‌هایى [پوسیده] شدیم، آیا ما بار دیگر برانگیخته خواهیم شد؟///که گفتند: از کجا که چون ما مردیم و استخوانی پوسیده و خاک شدیم باز مبعوث و زنده شویم؟!///گویند آیا چون مردیم، و خاک و استخوان [پوسیده‌] شدیم، از نو برانگیخته می‌شویم؟///آنها گفتند: «آیا هنگامی که مردیم و خاک و استخوانهایی (پوسیده) شدیم، آیا بار دیگر برانگیخته خواهیم شد؟!///گفتند آیا گاهی که مردیم و شدیم خاکی و استخوانهائی آیا مائیم برانگیختگان‌///گفتند: «آیا هنگامی که مردیم و خاک و استخوان بودیم، آیا بی‌چون، و بی‌گمان ما بازگشت‌شوندگانیم‌؟» quran_en_fa "Such things have been promised to us and to our fathers before! they are nothing but tales of the ancients!" همانا این [برانگیخته شدن] را پیش از این به ما و پدرانمان وعده دادند [ولی] این جز افسانه خرافی پیشینیان نیست؛///همانا این [برانگیخته شدن] را پیش از این به ما و پدرانمان وعده دادند [ولی] این جز افسانه خرافی پیشینیان نیست؛///به ما و پدرانمان نیز پیش از این چنین وعده‌هایى داده شده بود. اینها چیزى جز افسانه‌هاى پیشینیان نیست.///درست همین را قبلا ما و پدرانمان وعده داده شده‌ایم اینها جز افسانه‌هاى پیشینیان نیست///درست همین را قبلا به ما و پدرانمان وعده دادند. این جز افسانه‌هاى پیشینیان [چیزى‌] نیست.»///البته به ما و پدرانمان، پیش از این [نیز] این وعده را داده‌اند. این [سخنان و وعده‌ها] جز افسانه‌هاى پیشینیان نیست.»///از این وعده‌ها بسیار به ما و پیش از این به پدران ما داده شد ولی اینها جز افسانه‌های پیشینیان نیست.///به راستی که به ما و پدرانمان پیشترها چنین وعده‌ای داده‌اند، این جز افسانه‌های پیشینیان نیست‌///این وعده به ما و پدرانمان از قبل داده شده؛ این فقط افسانه‌های پیشینیان است!»///همانا وعده داده شدیم ما و پدران ما این را از پیش نیست این جز افسانه‌های پیشینیان‌///«درست همین را - از (زمانی) پیش - ما و پدرانمان همواره وعده داده شدیم. این جز افسانه‌ها و بافته‌های پیشینیان (شان چیزی) نیست.» quran_en_fa Say: "To whom belong the earth and all beings therein? (say) if ye know!" بگو: اگر معرفت و شناخت دارید، بگویید: زمین و هر که در آن است از کیست؟///بگو: اگر معرفت و شناخت دارید، بگویید: زمین و هر که در آن است از کیست؟///بگو: اگر مى‌دانید، این زمین و هر که در آن است از آن کیست؟///بگو: اگر مى‌دانید [بگویید] زمین و هر که در آن است به چه کسى تعلق دارد///بگو: «اگر مى‌دانید [بگویید] زمین و هر که در آن است به چه کسى تعلق دارد؟»///[به این کافران] بگو: «اگر شما می‌دانید، زمین و کسانى که در آن زندگى مى‌کنند، از آن کیست؟»///بگو که زمین و هر کس که در او موجود است از کیست اگر شما فهم و دانش دارید؟///بگو اگر می‌دانید، زمین و هر کس که در آن است، از آن کیست؟///بگو: «زمین و کسانی که در آن هستند از آن کیست، اگر شما می‌دانید؟!»///بگو از آن کیست زمین و آنکه در آن است اگر هستید دانایان‌///بگو: «اگر می‌دانسته‌اید، زمین و هر که در آن است برای کیست‌؟» quran_en_fa They will say, "To Allah!" say: "Yet will ye not receive admonition?" خواهند گفت: از خداست. بگو: با این حال آیا متذکر نمی‌شوید؟///خواهند گفت: از خداست. بگو: با این حال آیا متذکر نمی‌شوید؟///خواهند گفت: از آن خدا. بگو: آیا پند نمى‌گیرید؟///به زودى خواهند گفت: از آن خداست. بگو: پس آیا متذکر نمى‌شوید///خواهند گفت: «به خدا.» بگو: «آیا عبرت نمى‌گیرید؟»///آنان خواهند گفت: «براى خداست.» بگو: «پس آیا پند نمی‌گیرید؟ [و قدرت او را بر معاد، انکار مى‌کنید]؟!»///البته جواب خواهند داد که از خداست، بگو: پس چرا متذکر (قدرت خدا) نمی‌شوید (تا به عالم آخرت ایمان آرید).///زودا که می‌گویند از آن خداست، بگو آیا پند نمی‌گیرید؟///بزودی (در پاسخ تو) می‌گویند: «همه از آن خداست!» بگو: «آیا متذکر نمی‌شوید؟!»///زود است گویند برای خدا بگو پس چرا یادآور نمی‌شوید///به زودی خواهند گفت: «برای خداست. ‌» بگو: «پس آیا (او را) به خوبی یاد نمی‌کنید؟» quran_en_fa Say: "Who is the Lord of the seven heavens, and the Lord of the Throne (of Glory) Supreme?" بگو: مالک آسمان‌های هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ کیست؟///بگو: مالک آسمان‌های هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ کیست؟///بگو: کیست پروردگار آسمانهاى هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ؟///بگو: کیست پروردگار آسمان‌هاى هفتگانه و صاحب عرش بزرگ///بگو: «پروردگار آسمانهاى هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ کیست؟»///بگو: «پروردگار آسمان‌هاى هفت‌گانه و پروردگار عرش بزرگ کیست؟»///باز به آنها بگو: پروردگار آسمانهای هفتگانه و خداوند عرش بزرگ کیست؟///بگو پروردگار آسمانهای هفت‌گانه و پروردگار عرش عظیم کیست؟///بگو: «چه کسی پروردگار آسمانهای هفتگانه، و پروردگار عرش عظیم است؟»///بگو کیست پروردگار آسمانهای هفت‌گانه و پروردگار عرش بزرگ‌///بگو: «پروردگار آسمان‌های هفت‌گانه و پروردگار عرش بزرگ کیست‌؟» quran_en_fa They will say, "(They belong) to Allah." Say: "Will ye not then be filled with awe?" خواهند گفت: [آنها هم] در سیطره مالکیت خداست. بگو: آیا [از پرستش بتان] نمی‌پرهیزید؟///خواهند گفت: [آنها هم] در سیطره مالکیت خداست. بگو: آیا [از پرستش بتان] نمی‌پرهیزید؟///خواهند گفت: خدا. بگو: آیا پروا نمى‌کنید؟///به زودى خواهند گفت: از آن خداست. بگو: پس آیا پروا نمى‌کنید///خواهند گفت: «خدا.» بگو: «آیا پرهیزگارى نمى‌کنید؟»///[باز هم] خواهند گفت: «براى خداست.» بگو: «آیا پروا نمى‌کنید؟»///البته باز جواب دهند که آنها از خداست، بگو: پس چرا متقی و خداترس نمی‌شوید؟///زودا که می‌گویند اینها از آن خداست، بگو پروا نمی‌کنید؟///بزودی خواهند گفت: «همه اینها از آن خداست!» بگو: «آیا تقوا پیشه نمی‌کنید (و از خدا نمی‌ترسید و دست از شرک برنمی‌دارید)؟!»///بزودی گویند از آن خدا بگو پس چرا پرهیزکاری نکنید///زودا (که) گویند: «(این‌ها) برای خداست.» بگو: «پس آیا (از گناهان) پرهیز نمی‌کنید؟» quran_en_fa Say: "Who is it in whose hands is the governance of all things,- who protects (all), but is not protected (of any)? (say) if ye know." بگو: اگر معرفت و شناخت دارید [بگویید:] کیست که [حاکمیت مطلق و] فرمانروایی همه چیز به دست اوست و او پناه دهد و برخلاف خواسته‌اش به کسی [از عذاب] پناه داده نمی‌شود.///بگو: اگر معرفت و شناخت دارید [بگویید:] کیست که [حاکمیت مطلق و] فرمانروایی همه چیز به دست اوست و او پناه دهد و برخلاف خواسته‌اش به کسی [از عذاب] پناه داده نمی‌شود.///بگو: اگر مى‌دانید، ملکوت همه چیزها به دست کیست؟ کیست آن که به همه کس پناه دهد و کسى را از او پناه نیست؟///بگو: اگر مى‌دانید، فرمانروایى همه موجودات در دست کیست، در حالى که او پناه دهد و به کسى [از عذاب او] پناه داده نشود///بگو: «فرمانروایى هر چیزى به دست کیست؟ و اگر مى‌دانید [کیست آنکه‌] او پناه مى‌دهد و در پناه کسى نمى‌رود؟»///بگو: «اگر مى‌دانید، فرمانروایى همه‌ى موجودات به دست کیست؟ او که [به همه] پناه مى‌دهد، ولى هیچ‌کس در برابر او پناه ندارد؟»///باز بگو: آن کیست که (ملک و) ملکوت همه عالم به دست اوست و او به همه پناه دهد و از همه حمایت کند ولی از (عذاب) او کسی پناه نتواند داد؟ اگر می‌دانید (کیست باز گویید).///بگو اگر می‌دانید ملکوت همه چیز به دست کیست، و کیست که امان می‌دهد و در برابر او نتوان به کسی امان داد؟///بگو: «اگر می‌دانید، چه کسی حکومت همه موجودات را در دست دارد، و به بی پناهان پناه می‌دهد، و نیاز به پناه‌دادن ندارد؟!»///بگو کیست که به دست او است پادشاهیهای همه چیز و او پناه دهد و بر او پناه داده نشود اگر می‌دانید///بگو اگر می‌دانسته‌اید ملکوت و واقعیت هر چیزی به دست (علم و قدرت) کیست، در حالی که هم او پناه می‌دهد و بر زیانش (کسی) پناه داده نمی‌شود؟ quran_en_fa They will say, "(It belongs) to Allah." Say: "Then how are ye deluded?" خواهند گفت: [این ویژگی‌ها] فقط برای خداست. بگو: پس چگونه [بازیچه] نیرنگ و افسون می‌شوید [و از راه خدا منحرفتان می‌کنند؟!]///خواهند گفت: [این ویژگی‌ها] فقط برای خداست. بگو: پس چگونه [بازیچه] نیرنگ و افسون می‌شوید [و از راه خدا منحرفتان می‌کنند؟!]///خواهند گفت: خدا. بگو: پس چرا فریب مى‌خورید؟///خواهند گفت: از آن خداست. بگو: پس چگونه دستخوش افسون مى‌شوید///خواهند گفت: «خدا.» بگو: «پس چگونه دستخوش افسون شده‌اید؟»///به زودى خواهند گفت: «براى خداست.» بگو: «پس چگونه [مى‌گویید] جادو شده‌اید [و این سخنان سحر و افسون است]؟!»///محققا خواهند گفت که اینها همه از خداست. بگو: پس چرا به فریب و فسون مفتون می‌شوید؟ (و از خدا غافل می‌گردید؟)///زودا که می‌گویند اینها از آن خداست، بگو پس چگونه فریب داده می‌شوید؟///خواهند گفت: «(همه اینها) از آن خداست» بگو: «با این حال چگونه می‌گویید سحر شده‌اید (و این سخنان سحر و افسون است)؟!»///زود است گویند برای خدا بگو پس به کجا افسون می‌شوید///زودا (که) خواهند گفت: «(ملکوت همه چیز) برای خداست. ‌» بگو: «پس کجا و چه زمانی (و چرا) دچار افسون می‌شوید؟» quran_en_fa We have sent them the Truth: but they indeed practise falsehood! چنین نیست [که آنان می‌گویند] بلکه ما حق را برای آنان آورده‌ایم، و بی تردید آنان دروغگویند.///چنین نیست [که آنان می‌گویند] بلکه ما حق را برای آنان آورده‌ایم، و بی تردید آنان دروغگویند.///نه، ما برایشان سخن راست فرستادیم و آنان دروغ مى‌گویند.///بلکه حقیقت را برایشان آوردیم و قطعا آنان دروغگویند/// [نه!] بلکه حقیقت را بر ایشان آوردیم، و قطعا آنان دروغگویند.///بلکه حق را براى آنان آوردیم. و قطعا آنان دروغ مى‌گویند.///بلکه ما حق را به ایشان فرستادیم و آنها دروغ می‌گویند.///بلکه حق را برایشان آورده‌ایم، و آنان دروغگو هستند///نه، (واقع این است که) ما حق را برای آنها آوردیم؛ و آنان دروغ می‌گویند!///بلکه آوردیمشان به حق و همانا ایشانند دروغگویان‌///(نه!) بلکه با تمامی حق نزدشان آمدیم و بی‌گمان آنان دروغگویانند. quran_en_fa No son did Allah beget, nor is there any god along with Him: (if there were many gods), behold, each god would have taken away what he had created, and some would have lorded it over others! Glory to Allah! (He is free) from the (sort of) things they attribute to Him! خدا هیچ فرزندی برای خود نگرفته است، و هیچ معبودی با او نیست؛ [اگر جز خدا معبودی بود] در این صورت هر معبودی [برای آنکه به تنهایی و مستقل تدبیر امور کند] آفریده‌های خود را با خود می‌برد [و از مدار تصرف دیگر معبودان خارج می‌کرد] و بر یکدیگر برتری می‌جستند. منزه و پاک است خدا از آنچه [او را به آن] وصف می‌کنند.///خدا هیچ فرزندی برای خود نگرفته است، و هیچ معبودی با او نیست؛ [اگر جز خدا معبودی بود] در این صورت هر معبودی [برای آنکه به تنهایی و مستقل تدبیر امور کند] آفریده‌های خود را با خود می‌برد [و از مدار تصرف دیگر معبودان خارج می‌کرد] و بر یکدیگر برتری می‌جستند. منزه و پاک است خدا از آنچه [او را به آن] وصف می‌کنند.///خدا هیچ فرزندى ندارد و هیچ خدایى با او نیست. اگر چنین مى‌بود، هر خدایى با آفریدگان خود به یک سو مى‌کشید و بر یکدیگر برترى مى‌جستند. خدا از آن گونه که او را وصف مى‌کنند، منزه است.///خدا فرزندى اختیار نکرده و با او معبودى دیگر نیست، و اگر چنین مى‌بود قطعا هر خدایى آنچه را آفریده بود با خود مى‌برد، و حتما بعضى از آنان بر بعضى دیگر برترى مى‌جستند، منزه است خدا از آنچه وصف مى‌کنند///خدا فرزندى اختیار نکرده و با او معبودى [دیگر] نیست، و اگر جز این بود، قطعا هر خدایى آنچه را آفریده [بود] باخود مى‌برد، و حتما بعضى از آنان بر بعضى دیگر تفوق مى‌جستند. منزه است خدا از آنچه وصف مى‌کنند.///خداوند، هرگز فرزندى براى خود نگرفته است، و هیچ معبودى با او نیست. [اگر چنین بود،] قطعا هر معبودى [براى آنکه تدبیر امور کند،] آفریده‌هاى خود را با خود مى‌برد. و بى‌تردید بعضى از خدایان بر بعضى دیگر برترى مى‌جستند. خداوند از آنچه وصف مى‌کنند، منزه است.///خدا هرگز فرزندی اتخاذ نکرده و هرگز خدایی با او شریک نبوده، که اگر شریکی بود در این صورت هر خدایی مخلوق خود را به سویی بردی (و نظم وحدانی عالم از هم گسیختی) و بعضی از خدایان بر بعضی دیگر علو و برتری جستی! خدا از آنچه مشرکان گویند پاک و منزه است.///خداوند فرزندی برنگزیده است، و خدایی در جنب او نیست، چرا که [در آن صورت‌] هر خدایی آفریده خود را پیش می‌آورد، و بعضی از آنان بر بعضی دیگر غلبه می‌جست، منزه است خداوند از آنچه می‌گویند///خدا هرگز فرزندی برای خود انتخاب نکرده؛ و معبود دیگری با او نیست؛ که اگر چنین می‌شد، هر یک از خدایان مخلوقات خود را تدبیر و اداره می‌کردند و بعضی بر بعضی دیگر برتری می‌جستند (و جهان هستی به تباهی کشیده می‌شد)؛ منزه است خدا از آنچه آنان توصیف می‌کنند!///برنگرفت خدا فرزندی و نبود با وی خدائی چه در آن هنگام می‌برد هر خدائی آنچه را بیافریده است و برتری می‌جست برخی از ایشان بر برخی منزه است خدا از آنچه می‌ستایند///خدا هیچ فرزندی را بر نگرفت و با او هیچ معبودی (دیگر) نبود زیرا در این هنگام (و هنگامه) بی‌شک هر خدایی آنچه را آفریده (بود) با خود می‌برد و بی‌چون بعضی از آنان بر بعضی دیگر تفوق می‌جستند. منزه است خدا از آنچه وصف (اش) می‌کنند. quran_en_fa He knows what is hidden and what is open: too high is He for the partners they attribute to Him! [همان] دانای نهان و آشکار؛ پس او از آنچه برایش شریک می‌گیرند، برتر است.///[همان] دانای نهان و آشکار؛ پس او از آنچه برایش شریک می‌گیرند، برتر است.///داناى نهان و آشکارا، از هر چه شریک او مى‌سازند برتر است.///داناى نهان و آشکار است، پس برتر است از آنچه با او شریک مى‌گردانند///داناى نهان و آشکار، و برتر است از آنچه [با او] شریک مى‌گردانند.///او به غیب و شهود، [نهان و آشکار،] آگاه است. و از هر چیزى که براى او شریک مى‌گیرند، برتر است.///او دانا به عالم غیب و شهود است و ذات پاکش از شرک و شریک که برایش آرند برتر و والاتر است.///دانای پنهان و پیدا، فراتر است از آنچه شرک می‌ورزند///او دانای نهان و آشکار است؛ پس برتر است از آنچه برای او همتا قرار می‌دهند!///دانای نهان و هویدا پس برتر است از آنچه شرک ورزند///دانای نهان و آشکار است، پس از آنچه (با او) شریک می‌گردانند بسی برتر است. quran_en_fa Say: "O my Lord! if Thou wilt show me (in my lifetime) that which they are warned against,- بگو: پروردگارا! اگر آن [عذابی] را که به آنان وعده می‌دهند، به من بنمایانی؛///بگو: پروردگارا! اگر آن [عذابی] را که به آنان وعده می‌دهند، به من بنمایانی؛///بگو: اى پروردگار من، کاش چیزى را که به آنان وعده داده شده به من مى‌نمایاندى.///بگو: پروردگارا! اگر عذابى را که به آنها وعده داده مى‌شود به من بنمودى///بگو: «پروردگارا، اگر آنچه را که [از عذاب‌] به آنان وعده داده شده است به من نشان دهى،///[ای پیامبر!] بگو: «پروردگارا! اگر آنچه را به آنان وعده داده شده، به من نشان دهى،///بگو: بارالها، اگر وعده‌های عذاب این کافران را به من بنمایانی،///بگو پروردگارا اگر آنچه به آنان وعده داده شده است، به من بنمایانی [یا نه‌]///بگو: «پروردگار من! اگر عذابهایی را که به آنان وعده داده می‌شود به من نشان دهی (و در زندگیم آن را ببینم) …///بگو پروردگارا اگر بنمایانیم آنچه را وعده داده شوند///بگو: «پروردگارم! اگر آنچه را که به آنان وعده می‌شود، بی‌گمان به من نشان می‌دهی.» quran_en_fa "Then, O my Lord! put me not amongst the people who do wrong!" پس پروردگارا! مرا در میان گروه ستمکاران قرار مده [و با آنان قرین عذاب مکن.]///پس پروردگارا! مرا در میان گروه ستمکاران قرار مده [و با آنان قرین عذاب مکن.]///پس اى پروردگار من، مرا در زمره ستمکاران قرار مده.///بار خدایا! مرا [در این عذاب‌ها] با قوم ستمکار قرار مده///پروردگارا، پس مرا در میان قوم ستمکار قرار مده.»///پس پروردگارا! مرا در میان گروه ستمکاران قرار مده»///پس مرا در میان قوم ستمکار وامگذار.///پروردگارا هرگز مرا در زمره ستم‌پیشگان [مشرک‌] میاور///پروردگار من! مرا (در این عذابها) با گروه ستمگران قرار مده!»///پروردگارا پس نگردان مرا در گروه ستمگران‌///پروردگارم! پس مرا در (این هنگامه، میان) ستمکاران قرار مده.» quran_en_fa And We are certainly able to show thee (in fulfilment) that against which they are warned. و به یقین ما تواناییم آن عذابی که به آنان وعده می‌دهیم به تو بنمایانیم.///و به یقین ما تواناییم آن عذابی که به آنان وعده می‌دهیم به تو بنمایانیم.///و ما اگر بخواهیم که آنچه را به آنان وعده داده‌ایم، تو را بنمایانیم، مى توانیم.///و بى‌تردید ما قادریم عذابى را که به آنها وعده مى‌دهیم به تو نشان دهیم///و به راستى که ما تواناییم که آنچه را به آنان وعده داده‌ایم بر تو بنمایانیم.///و بی‌شک ما مى‌توانیم آنچه را به آنان وعده مى‌دهیم، به تو نشان دهیم.///و البته ما قادریم عذابی را که به کافران وعده می‌دهیم به تو بنمایانیم.///و ما توانای آن هستیم که آنچه به آنان وعده می‌دهیم به تو بنمایانیم‌///و ما تواناییم که آنچه را به آنها وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم!///و همانا مائیم بر آنکه بنمایانیمت آنچه را وعده بدیشان دهیم توانایان‌///و ما به‌راستی تواناییم که آنچه را به آنان وعده داده‌ایم به‌درستی بر تو بنمایانیم. quran_en_fa Repel evil with that which is best: We are well acquainted with the things they say. بدی را با بهترین شیوه دفع کن؛ ما به آنچه که [مشرکان به ناحق ما را به آن] وصف می‌کنند، داناتریم.///بدی را با بهترین شیوه دفع کن؛ ما به آنچه که [مشرکان به ناحق ما را به آن] وصف می‌کنند، داناتریم.///سخن بد آنان را به هر نیکوترت مى‌آید پاسخ گوى. ما به سخن آنان آگاهتر هستیم.///سخن بد [آنها] را به طریقى که نیکوتر است دفع کن، ما به آنچه وصف مى‌کنند داناتریم///بدى را به شیوه‌اى نیکو دفع کن. ما به آنچه وصف مى‌کنند داناتریم.///[اى پیامبر!] بدى را به بهترین شیوه دور کن! [و در مقام مقابله به مثل مباش!] ما به آنچه [مخالفان] وصف مى‌کنند، آگاه‌تریم.///تو آزار و بدیهای امت را به آنچه نیکوتر است دفع کن ما (جزای) گفتار آنها را بهتر می‌دانیم.///ناشایستی را به شیوه‌ای که نیکوتر است، دفع کن، ما به آنچه می‌گویند داناتریم‌///بدی را به بهترین راه و روش دفع کن (و پاسخ بدی را به نیکی ده)! ما به آنچه توصیف می‌کنند آگاهتریم!///دور کن بدانچه آن بهتر است بدی را ما داناتریم بدانچه می‌ستایند///بدی را به نیکوترین (شیوه) دفع کن. ما به آنچه وصف می‌کنند داناتریم. quran_en_fa And say "O my Lord! I seek refuge with Thee from the suggestions of the Evil Ones. و بگو: پروردگارا! از وسوسه‌های شیطان‌ها به تو پناه می‌آورم،///و بگو: پروردگارا! از وسوسه‌های شیطان‌ها به تو پناه می‌آورم،///بگو: اى پروردگار من، از وسوسه‌هاى شیطان به تو پناه مى‌آورم.///و بگو: پروردگارا! از وسوسه‌هاى شیاطین به تو پناه مى‌برم///و بگو: «پروردگارا، از وسوسه‌هاى شیطانها به تو پناه مى‌برم.///و بگو: «پروردگارا! من از وسوسه‌هاى شیطان‌ها به تو پناه مى‌برم.///و بگو: بارالها، من از وسوسه و فریب شیاطین (انس و جن) به تو پناه می‌آورم.///و بگو پروردگارا از وسوسه‌های شیاطین به تو پناه می‌آورم‌///و بگو: «پروردگارا! از وسوسه‌های شیاطین به تو پناه می‌برم!///و بگو پروردگارا پناه برم به تو از ریوهای شیاطین‌///و بگو: «پروردگارم! از وسوسه‌های پنهانی فشارآور شیطان‌ها به تو پناه می‌برم.» quran_en_fa "And I seek refuge with Thee O my Lord! lest they should come near me." و پروردگارا! به تو پناه می‌آورم از اینکه [شیطان‌ها] نزد من حاضر شوند.///و پروردگارا! به تو پناه می‌آورم از اینکه [شیطان‌ها] نزد من حاضر شوند.///و به تو پناه مى‌آورم، اى پروردگار من، اگر نزد من حاضر آیند.///و اى پروردگار من! از حضور آنها نزد من، به تو پناه مى‌آورم///و پروردگارا، از اینکه [آنها] به پیش من حاضر شوند به تو پناه مى‌برم.»///و پناه مى‌برم به تو اى پروردگار! از این که آنان نزد من حاضر شوند.»///و هم به تو پناه می‌برم بار خدایا از آنکه شیاطین به مجلسم حضور به هم رسانند (و مرا از یاد تو غافل سازند).///و پناه بر تو پروردگارا از اینکه آنان نزد من حاضر شوند///و از اینکه آنان نزد من حاضر شوند (نیز) -ای پروردگار من- به تو پناه می‌برم!»///و پناه برم به تو پروردگارا از آنکه حاضر آیندم‌///«و از اینکه (آنها) نزدم حاضر شوند، پروردگارم! به تو پناه می‌برم.» quran_en_fa (In Falsehood will they be) Until, when death comes to one of them, he says: "O my Lord! send me back (to life),- [دشمنان حق از دشمنی خود باز نمی‌ایستند] تا زمانی که یکی از آنان را مرگ در رسد، می‌گوید: پروردگارا! مرا [برای جبران گناهان و تقصیرهایی که از من سر زده به دنیا] بازگردان؛///[دشمنان حق از دشمنی خود باز نمی‌ایستند] تا زمانی که یکی از آنان را مرگ در رسد، می‌گوید: پروردگارا! مرا [برای جبران گناهان و تقصیرهایی که از من سر زده به دنیا] بازگردان؛///چون یکیشان را مرگ فرارسد، گوید: اى پروردگار من، مرا بازگردان.///تا آن‌گاه که مرگ هر یک از ایشان فرا رسد مى‌گوید: پروردگارا! مرا باز گردانید///تا آنگاه که مرگ یکى از ایشان فرا رسد، مى‌گوید: «پروردگارا، مرا بازگردانید،///[آنها به کردارهاى زشت ادامه مى‌دهند،] تا زمانى که مرگ به سراغ یکى از آنان آید، [آن‌گاه] مى‌گوید: «پروردگارا! مرا بازگردان!///(کافران در جهل و غفلتند) تا آن گاه که وقت مرگ هر یک از آنها فرا رسد، در آن حال گوید: بارالها، مرا به دنیا بازگردانید.///آنگاه که یکی از ایشان را مرگ فرارسد، گوید پروردگارا، مرا باز گردانید///(آنها همچنان به راه غلط خود ادامه می‌دهند) تا زمانی که مرگ یکی از آنان فرارسد، می‌گوید: «پروردگار من! مرا بازگردانید!///تا گاهی که بیاید یکیشان را مرگ گوید پروردگارا بازگردانید مرا///تا آن‌هنگام که مرگ یکی از ایشان را در رسد، گوید: «پروردگارم! مرا بازگردانید.» quran_en_fa "In order that I may work righteousness in the things I neglected." - "By no means! It is but a word he says."- Before them is a Partition till the Day they are raised up. امید است در [برابر] آنچه [از عمر، مال و ثروت در دنیا] واگذاشته‌ام کار شایسته‌ای انجام دهم. [به او می‌گویند:] این چنین نیست [که می‌گویی] بدون تردید این سخنی بی فایده است که او گوینده آن است، و پیش رویشان برزخی است تا روزی که برانگیخته می‌شوند.///امید است در [برابر] آنچه [از عمر، مال و ثروت در دنیا] واگذاشته‌ام کار شایسته‌ای انجام دهم. [به او می‌گویند:] این چنین نیست [که می‌گویی] بدون تردید این سخنی بی فایده است که او گوینده آن است، و پیش رویشان برزخی است تا روزی که برانگیخته می‌شوند.///شاید، کارهاى شایسته‌اى را که ترک کرده بودم به جاى آورم. هرگز. این سخنى است که او مى‌گوید و پشت سرشان تا روز قیامت مانعى است که بازگشت نتوانند.///شاید من در آنچه پشت سر گذاشته‌ام، کار نیکى انجام دهم. حاشا، این سخنى است که او [لفظا] گوینده‌ى آن است و پشت سرشان برزخى است تا روزى که برانگیخته شوند///شاید من در آنچه وانهاده‌ام کار نیکى انجام دهم. نه چنین است، این سخنى است که او گوینده آن است و پشاپیش آنان برزخى است تا روزى که برانگیخته خواهند شد.///شاید در آنچه از خود به جاى گذاشته‌ام، کار نیکى انجام دهم. هرگز!» این سخنى است که مى‌گوید، [ولى اگر برگردد، به آن عمل نمى‌کند.] و در پى آنان برزخى است تا روزى که برانگیخته شوند.///تا شاید به تدارک گذشته عملی صالح به جای آرم. (به او خطاب شود که) هرگز نخواهد شد، این کلمه‌ای است که (از حسرت) همی بگوید (و ثمری نمی‌بخشد) و در برابر آنها عالم برزخ است تا روزی که برانگیخته شوند.///باشد که در آنچه فروگذار کرده‌ام، کاری شایسته پیش گیرم، حاشا، این سخنی است که او [ظاهرا] گوینده آن است، و پیشاپیش آنان [زندگی‌] برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند///شاید در آنچه ترک کردم (و کوتاهی نمودم) عمل صالحی انجام دهم!» (ولی به او می‌گویند:) چنین نیست! این سخنی است که او به زبان می‌گوید (و اگر بازگردد، کارش همچون گذشته است)! و پشت سر آنان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند!///شاید کرداری شایسته کنم در آنچه بازگذاردم نه چنین است همانا آن است سخنی که او است گوینده آن و از پشت سر آنان است برزخی (دیواری) تا روزی که برانگیخته شوند///«شاید من در آنچه وانهادم کار نیکی انجام دهم.» (بدو گفته شود:) «هرگز! این سخنی است که او (تنها) گوینده‌ی آن است، حال آنکه از دنبالشان (میانه‌ی دو زندگی دنیا و آخرت) برزخی است تا روزی که برانگیخته خواهند شد.» quran_en_fa Then when the Trumpet is blown, there will be no more relationships between them that Day, nor will one ask after another! پس هنگامی که در صور دمیده شود، در آن روز نه میانشان خویشاوندی و نسبی وجود خواهد داشت و نه از اوضاع و احوال یکدیگر می‌پرسند؛///پس هنگامی که در صور دمیده شود، در آن روز نه میانشان خویشاوندی و نسبی وجود خواهد داشت و نه از اوضاع و احوال یکدیگر می‌پرسند؛///چون در صور دمیده شود، هیچ خویشاوندیى میانشان نماند و هیچ از حال یکدیگر نپرسند.///پس آن‌گاه که در صور دمیده شود، دیگر آن روز میانشان نسبت خویشاوندى وجود ندارد و از حال یکدیگر نمى‌پرسند///پس آنگاه که در صور دمیده شود، [دیگر] میانشان نسبت خویشاوندى وجود ندارد، و از [حال‌] یکدیگر نمى‌پرسند.///پس آن‌گاه که در صور دمیده شود، در آن روز، نه میانشان خویشاوندى است، و نه [از حال یکدیگر] مى‌پرسند.///پس آن‌گاه که نفخه صور قیامت دمیده شد دیگر نسب و خویشی در میانشان نماند و کسی از کس دیگر حال نپرسد.///آنگاه که در صور دمیده شود، در آن روز پیوند و خویشی در میانشان برقرار نماند، و از هم پرس و جو نکنند///هنگامی که در «صور» دمیده شود، هیچ یک از پیوندهای خویشاوندی میان آنها در آن روز نخواهد بود؛ و از یکدیگر تقاضای کمک نمی‌کنند (چون کاری از کسی ساخته نیست)!///تا گاهی که دمیده شود در صور نباشد تباری میانشان در آن روز و نه از همدیگر پرسند///پس آن‌گاه که در صور [: بوق جان‌افزا] دمیده شود، پس هرگز میانشان نسبت‌های خویشاوندی وجود ندارد و از (حال) یکدیگر (هم) نمی‌پرسند. quran_en_fa Then those whose balance (of good deeds) is heavy,- they will attain salvation: پس کسانی که اعمال وزن شده آنان سنگین [و باارزش] است، همانانند که رستگارند.///پس کسانی که اعمال وزن شده آنان سنگین [و باارزش] است، همانانند که رستگارند.///آنان که ترازویشان سنگین باشد، خود، رستگارانند.///پس هر که میزان اعمالش سنگین باشد، آنها حقا رستگاران‌اند///پس کسانى که کفه میزان [اعمال‌] آنان سنگین باشد، ایشان رستگارانند.///پس کسانى که ترازوهای اعمالشان سنگین [و باارزش] باشد، آنان همان رستگارانند.///پس (در آن روز) هر که اعمالش سنگین و وزین است آنان رستگارانند.///آنگاه کسانی که کفه اعمالشان سنگین باشد، آنانند که رستگارند///و کسانی که وزنه اعمالشان سنگین است، همان رستگارانند!///پس آنکو سنگین شود سنجهایش آنانند رستگاران‌///پس کسانی که میزان‌هایشان سنگین است، در نتیجه ایشان همان رستگارکنندگانند. quran_en_fa But those whose balance is light, will be those who have lost their souls, in Hell will they abide. و کسانی که اعمال وزن شده آنان سبک [و بی ارزش] است، همانانند که سرمایه وجودشان را از دست داده و در دوزخ جاودانه‌اند.///و کسانی که اعمال وزن شده آنان سبک [و بی ارزش] است، همانانند که سرمایه وجودشان را از دست داده و در دوزخ جاودانه‌اند.///و آنان که ترازویشان سبک باشد، به خود زیان رسانیده‌اند و در جهنم، جاوید ماندگانند.///و هر که میزان اعمالش سبک باشد، آنان کسانى‌اند که به خویشتن زیان زده‌اند و همیشه در جهنم مى‌مانند///و کسانى که کفه میزان [اعمال‌] شان سبک باشد، آنان به خویشتن زیان زده [و] همیشه در جهنم مى‌مانند.///و کسانى که ترازوهای اعمالشان سبک [و بی‌ارزش] باشد، آنان کسانى هستند که سرمایه‌ى وجود خود را از دست داده‌اند و همیشه در جهنم مى‌مانند.///و هر که اعمالش سبک وزن است آنان کسانی هستند که نفس خویش را در زیان افکنده، به دوزخ مخلد خواهند بود.///و کسانی که کفه اعمالشان سبک باشد، آنان کسانی هستند که بر خود زیان زده‌اند و جاودانه در جهنم‌اند///و آنان که وزنه اعمالشان سبک باشد، کسانی هستند که سرمایه وجود خود را از دست داده، در جهنم جاودانه خواهند ماند!///و آنکه سبک شود سنجشهایش پس آنانند که زیان کردند خویش را در دوزخند جاودانان‌///و کسانی که میزان‌هایشان سبک است، ایشان خویشتن را زیان کرده (و) در جهنم ماندگارانند. quran_en_fa The Fire will burn their faces, and they will therein grin, with their lips displaced. آتش [همواره] صورت هایشان را می‌سوزاند، و آنان در آنجا [از شدت سوختگی] زشت رویانی بد منظرند!///آتش [همواره] صورت هایشان را می‌سوزاند، و آنان در آنجا [از شدت سوختگی] زشت رویانی بد منظرند!///آتش چهره‌هایشان را مى‌سوزاند و لبانشان آماس کرده و برگشته است.///آتش چهره‌ى آنها را مى‌سوزاند و آنها در آن زشت منظرند///آتش چهره آنها را مى‌سوزاند، و آنان در آنجا ترش‌رویند.///آتش، صورت آنها را مى‌سوزاند. و آنان در دوزخ، چهره‌اى [زشت و] عبوس دارند.///آتش دوزخ صورتهای آنها را می‌سوزاند و در جهنم، زشت منظر خواهند زیست.///چهره‌هایشان را آتش می‌گدازد، و ایشان در آن ترشرو هستند///شعله‌های سوزان آتش همچون شمشیر به صورتهایشان نواخته می‌شود؛ و در دوزخ چهره‌ای عبوس دارند.///بریان سازد رویهای ایشان را آتش و ایشانند در آن چهره‌سوختگان‌///آتش چهره‌ی آنها را دگرگون و تباه می‌سازد حال آنکه در آنجا شکافته‌لبان (و) گشاده‌دهان با لب‌های آویزان و دندان‌های نمایان و چهره‌هایی دگرگونند. quran_en_fa "Were not My Signs rehearsed to you, and ye did but treat them as falsehood?" [خدا به آنان می‌گوید:] آیا آیات من بر شما خوانده نمی‌شد و شما [همواره] آنها را تکذیب می‌کردید؟///[خدا به آنان می‌گوید:] آیا آیات من بر شما خوانده نمی‌شد و شما [همواره] آنها را تکذیب می‌کردید؟///آیا آیات من برایتان خوانده نمى‌شد و آنها را دروغ مى‌انگاشتید؟///[گفته شود:] مگر آیات من بر شما تلاوت نمى‌شد و شما آنها را تکذیب مى‌کردید///آیا آیات من بر شما خوانده نمى‌شد و [همواره‌] آن را مورد تکذیب قرار نمى‌دادید؟///[خدا به آنان مى‌فرماید:] «آیا آیات من بر شما خوانده نمى‌شد، پس آنها را دروغ مى‌شمردید؟»///(و به آنها خطاب شود) آیا آیات من برای شما تلاوت نمی‌شد؟ و شما تکذیب آیات من می‌کردید؟///[به آنان گویند] آیا آیات من بر شما خوانده نمی‌شد، و شما آنها را دروغ می‌انگاشتید؟///(به آنها گفته می‌شود:) آیا آیات من بر شما خوانده نمی‌شد، پس آن را تکذیب می‌کردید؟!///آیا نبود آیتهایم خوانده می‌شد بر شما پس بودید بدانها تکذیب‌کنندگان‌///(خدا به آنان گوید:) «آیا آیات من بر شما خوانده نمی‌شده است. پس به وسیله‌ی آنها (همان‌ها و ما را) تکذیب می‌کرده‌اید!» quran_en_fa They will say: "our Lord! Our misfortune overwhelmed us, and we became a people astray! می‌گویند: پروردگارا! تیره بختی و شقاوت ما بر ما چیره شد، و ما گروهی گمراه بودیم.///می‌گویند: پروردگارا! تیره بختی و شقاوت ما بر ما چیره شد، و ما گروهی گمراه بودیم.///گویند: اى پروردگار ما، شوربختیمان بر ما غلبه کرد و ما مردمى گمراه بودیم.///مى‌گویند: پروردگارا! بدبختى‌مان بر ما چیره شد و ما مردمى گمراه بودیم///مى‌گویند: «پروردگارا، شقاوت ما بر ما چیره شد و ما مردمى گمراه بودیم.»///می‌گویند: «پروردگارا! شقاوت [و بدبختى] ما بر ما چیره شد. و گروهى گمراه بودیم.///گویند: بارالها (رحم کن که) شقاوت بر ما غلبه کرد و کار ما به گمراهی کشید.///گویند پروردگارا شقاوت ما بر ما چیره شد و قومی گمراه بودیم‌///می‌گویند: «پروردگارا! بدبختی ما بر ما چیره شد، و ما قوم گمراهی بودیم!///گفتند پروردگارا چیره گشت بر ما تیره روزی ما و شدیم گروهی گمراهان‌///گفتند: «پروردگارمان! شقاوتمان بر (سروسامان) مان چیره شد و ما گروهی گمراه بوده‌ایم.» quran_en_fa "Our Lord! bring us out of this: if ever we return (to Evil), then shall we be wrong-doers indeed!" پروردگارا! ما را از دوزخ بیرون آر، پس اگر [به بدی‌ها و گمراهی‌ها] بازگشتیم، بی تردید ستمکار خواهیم بود.///پروردگارا! ما را از دوزخ بیرون آر، پس اگر [به بدی‌ها و گمراهی‌ها] بازگشتیم، بی تردید ستمکار خواهیم بود.///اى پروردگار ما، ما را از این آتش بیرون آور. اگر دیگر بار چنان کردیم، از ستمکاران باشیم.///پروردگارا! ما را از این آتش بیرون آر، پس اگر [به خلاف‌] برگشتیم، در آن صورت ستمگر خواهیم بود///پروردگارا، ما را از اینجا بیرون بر، پس اگر باز هم [به بدى‌] برگشتیم، در آن صورت ستمگر خواهیم بود.///پروردگارا! ما را از دوزخ بیرون آور! اگر بار دیگر [به کفر و گناه] بازگشتیم، قطعا ستمگریم. [و سزاوار عذاب!]»///پروردگارا، ما را از جهنم بیرون آر، که اگر دیگر بار عصیان تو کردیم همانا بسیار ستمکار (و محکوم به هر گونه کیفر و عذاب سخت) خواهیم بود.///پروردگارا ما را از آن [جهنم‌] بیرون‌آور، و اگر [به کارهای گذشته‌] بازگشتیم، آنگاه ستم‌پیشه‌ایم‌///پروردگارا! ما را از این (دوزخ) بیرون آر، اگر بار دیگر تکرار کردیم قطعا ستمگریم (و مستحق عذاب)!»///پروردگارا برون آر ما را از آن سپس اگر بازگشتیم همانا مائیم ستمکاران‌///«پروردگارمان! ما را از اینجا برون بر، پس اگر (بازهم به آنچه بودیم) برگشتیم، بی‌گمان ما ستمگرانیم.» quran_en_fa He will say: "Be ye driven into it (with ignominy)! And speak ye not to Me! [خدا] می‌گوید: [ای سگان!] در دوزخ گم شوید و با من سخن مگویید!///[خدا] می‌گوید: [ای سگان!] در دوزخ گم شوید و با من سخن مگویید!///گوید: در آتش گم شوید و با من سخن مگویید.///خدا گوید: دور شوید در آن، و با من سخن نگویید///مى‌فرماید: «[بروید] در آن گم شوید و با من سخن مگویید.»///[خداوند] مى‌فرماید: در آتش دور و گم شوید، و با من سخن مگویید.///باز به آنان خطاب سخت شود: (ای سگان) دور شوید و به دوزخ درآیید و با من لب از سخن فروبندید.///گوید در آن گم شوید، و با من سخن مگویید///(خداوند) می‌گوید: «دور شوید در دوزخ، و با من سخن مگویید!///گفت گم شوید (نهیبی که به سگ می‌زنند) در آن و با من سخن نگوئید///فرمود: «در آن (آتش همچو سگان) - خوار و بی‌مقدار- گم شوید و با من سخن مگویید.» quran_en_fa "A part of My servants there was, who used to pray 'our Lord! we believe; then do Thou forgive us, and have mercy upon us: For Thou art the Best of those who show mercy!" [به یاد دارید که] گروهی از بندگان من بودند که می‌گفتند: پروردگارا! ما ایمان آوردیم، پس ما را بیامرز و به ما رحم کن که تو بهترین رحم کنندگانی.///[به یاد دارید که] گروهی از بندگان من بودند که می‌گفتند: پروردگارا! ما ایمان آوردیم، پس ما را بیامرز و به ما رحم کن که تو بهترین رحم کنندگانی.///آرى، گروهى از بندگان من مى‌گفتند: اى پروردگار ما، ایمان آوردیم؛ ما را بیامرز، و بر ما رحمت آور که تو بهترین رحمت آورندگانى.///همانا گروهى از بندگان من بودند که مى‌گفتند: پروردگارا! ایمان آوردیم، پس بر ما ببخشاى و به ما رحم کن که تو بهترین مهربانانى///در حقیقت، دسته‌اى از بندگان من بودند که مى‌گفتند: «پروردگارا، ایمان آوردیم. بر ما ببخشاى و به ما رحم کن [که‌] تو بهترین مهربانى.»///[آیا فراموش کردید که] گروهى از بندگان من مى‌گفتند: «پروردگارا! ایمان آوردیم، پس ما را ببخش و بر ما رحم کن. و تو بهترین رحم‌کنندگانى.»///زیرا شمایید که چون طایفه‌ای از بندگان (صالح) من عرض می‌کردند: بارالها، ما به تو ایمان آوردیم، تو از گناهان ما درگذر و در حق ما لطف و مهربانی فرما، که تو بهترین مهربانان هستی.///چرا که گروهی از بندگان من بودند که می‌گفتند پروردگارا ایمان آورده‌ایم، ما را بیامرز و بر ما رحمت‌آور، و تو بهترین مهربانانی‌///(فراموش کرده‌اید) گروهی از بندگانم می‌گفتند: پروردگارا! ما ایمان آوردیم؛ ما را ببخش و بر ما رحم کن؛ و تو بهترین رحم کنندگانی!///همانا بودند گروهی از بندگانم می‌گفتند پروردگارا ایمان آوردیم پس بیامرز ما را و رحم کن بر ما و توئی بهترین رحم‌کنندگان‌///«به‌راستی، دسته‌ای از بندگان من بودند که می‌گفتند: "پروردگارمان! ما ایمان آوردیم، بر ما بپوشان و به ما رحم کن حال آنکه تو بهترین رحم‌کنندگانی.» quran_en_fa "But ye treated them with ridicule, so much so that (ridicule of) them made you forget My Message while ye were laughing at them! ولی شما آنان را به مسخره گرفتید، تا [دل مشغولی شما به مسخره آنان] یاد مرا از خاطرتان برد، و شما همواره به [ایمان، عمل و دعاهای] آنان می‌خندیدید!!///ولی شما آنان را به مسخره گرفتید، تا [دل مشغولی شما به مسخره آنان] یاد مرا از خاطرتان برد، و شما همواره به [ایمان، عمل و دعاهای] آنان می‌خندیدید!!///و شما ریشخندشان مى‌کردید، تا یاد مرا از خاطرتان بزدودند. و شما همچنان به آنها مى‌خندیدید.///اما شما آنها را به ریشخند گرفتید تا این که [شما را رها کردند و] ذکر مرا از یاد شما بردند و شما همچنان بر آنان مى‌خندیدید///و شما آنان [=مؤمنان‌] را به ریشخند گرفتید، تا [با این کار] یاد مرا از خاطرتان بردند و شما بر آنان مى‌خندیدید.///[اما] شما آنان را به مسخره گرفتید تا آن که [سرگرمی شما به تمسخر آنان‌] یاد مرا از خاطرتان برد، و شما همواره به آنان مى‌خندیدید.///در آن وقت (شما کافران) آن بندگان خاص مرا تمسخر می‌کردید تا آنجا که این سبب شد که مرا به کلی فراموش کردید و بر آن خداپرستان خنده و استهزاء می‌نمودید.///آنگاه شما ایشان را به ریشخند می‌گرفتید، تا آنجا که یاد مرا [از بس به آنها پرداختید] از خاطر شما بردند، و به آنان می‌خندیدید///اما شما آنها را به باد مسخره گرفتید تا شما را از یاد من غافل کردند؛ و شما به آنان می‌خندیدید!///پس برگرفتیدشان مسخره تا فراموشتان کردند یاد مرا و بودید بدیشان خنده‌زنان‌///«پس شما آنان را به ریشخند برگرفتید، تا (با این کار) یاد مرا از خاطرتان بردند، حال آنکه شما از (ایمان) ایشان پوزخند می‌زده‌اید.» quran_en_fa "I have rewarded them this Day for their patience and constancy: they are indeed the ones that have achieved Bliss..." من امروز آنان را در برابر صبری که [نسبت به مسخره و خنده شما] کردند پاداش دادم که همه آنان کامیابند.///من امروز آنان را در برابر صبری که [نسبت به مسخره و خنده شما] کردند پاداش دادم که همه آنان کامیابند.///امروز آنها را به خاطر صبرى که مى‌کردند پاداش مى‌دهم. آنها به مراد خود رسیده‌اند.///من امروز آنها را براى این که صبر کردند پاداششان دادم، که بى‌تردید ایشان‌اند کامیابان///من [هم‌] امروز به [پاس‌] آنکه صبر کردند، بدانان پاداش دادم. آرى، ایشانند که رستگارانند.///من امروز به خاطر آن که [مؤمنان در برابر تمسخر شما] صبر کردند، به آنان پاداش دادم. که ایشانند رستگاران.///من هم امروز جزای صبر (بر آزار و سخریه شما) را به آن بندگان پاک خود خواهم داد که آنها امروز سعادتمند و رستگاران عالمند.///امروز به خاطر صبری که پیشه کرده بودند، پاداششان می‌دهم، ایشانند که کامروا هستند///ولی من امروز آنها را بخاطر صبر و استقامتشان پاداش دادم؛ آنها پیروز و رستگارند!»///همانا پاداششان دادم امروز بدانچه شکیبا شدند که ایشانند رستگاران‌///«من به‌راستی امروز به (پاس) شکیبایی‌شان، به آنان پاداش دادم، زیرا هم‌ایشان به سلامتی دست‌یابندگان به خیرند.» quran_en_fa He will say: "What number of years did ye stay on earth?" [خدا] می‌گوید: از جهت شمار سال‌ها چه مدت در زمین درنگ داشتید؟///[خدا] می‌گوید: از جهت شمار سال‌ها چه مدت در زمین درنگ داشتید؟///گوید: به شمار سالها، چه مدت در زمین زیسته‌اید؟///[خداوند] فرماید: چه مدت به حساب سال‌ها در زمین به سر بردید///مى‌فرماید: «چه مدت به عدد سالها در زمین ماندید؟»///[آن­گاه] از آنان مى‌پرسد: «چقدر در زمین ماندید؟»///(آن‌گاه خدا به کافران) گوید که می‌دانید شما چند سال در زمین درنگ کردید؟///گوید چه مدت در روی زمین، به شمار سالیان، به سر بردید؟///(خداوند) می‌گوید: «چند سال در روی زمین توقف کردید؟»///گفت چند ماندید در زمین به شمار سالیان‌///فرمود: «تعداد چند سال در زمین ماندید؟» quran_en_fa They will say: "We stayed a day or part of a day: but ask those who keep account." می‌گویند: روزی یا بخشی از روزی، ولی [ای پرسنده!] از شمارندگان [پیشگاه خود] بپرس.///می‌گویند: روزی یا بخشی از روزی، ولی [ای پرسنده!] از شمارندگان [پیشگاه خود] بپرس.///گویند: یک روز یا قسمتى از یک روز. از آنها که مى‌شمردند بپرس.///گویند: یک روز یا پاره‌اى از یک روز به سر بردیم، پس از حسابگران بپرس///مى‌گویند: «یک روز یا پاره‌اى از یک روز ماندیم. از شمارگران [خود] بپرس.»///مى‌گویند: «یک روز یا بخشى از یک روز، پس از شمارندگان [خود] بپرس!»///آنها پاسخ دهند که یک روز بود یا یک جزء از روز؛ (اگر ما خطا می‌گوییم) از شمارندگان (یعنی فرشتگانی که حساب عمر خلق دانند) باز پرس.///گویند [به اندازه‌] روزی یا بخشی از روز به سر بردیم، [باید] از شمارگران بپرسی‌///(در پاسخ) می‌گویند: «تنها به اندازه یک روز، یا قسمتی از یک روز! از آنها که می‌توانند بشمارند بپرس!»///گفتند ماندیم روزی یا پاره روزی پس بپرس از شمارندگان‌///گفتند: «یک روز یا پاره‌ای از یک روز ماندیم، پس از شمار‌گران بپرس.» quran_en_fa He will say: "Ye stayed not but a little,- if ye had only known! [خدا] می‌گوید: اگر معرفت و شناخت می‌داشتید [می دانستید که] جز اندکی درنگ نکرده‌اید،///[خدا] می‌گوید: اگر معرفت و شناخت می‌داشتید [می دانستید که] جز اندکی درنگ نکرده‌اید،///گوید: اگر آگاهى داشتید، مى‌دانستید که جز اندکى نزیسته‌اید.///گوید: جز اندکى درنگ نکرده‌اید، اگر به درستى مى‌دانستید///مى‌فرماید: «جز اندکى درنگ نکردید، کاش شما مى‌دانستید.»///مى‌فرماید: اگر آگاهى داشتید، مى‌دانستید که جز اندکى درنگ نکرده‌اید.///خدا فرماید: شما اگر (از حال زندگانی خود) آگاه بودید می‌دانستید که مدت درنگتان در دنیا بسیار اندک بوده است.///گفت اگر می‌دانستید جز اندکی به سر نبرده‌اید///می‌گوید: «(آری،) شما مقدار کمی توقف نمودید اگر می‌دانستید!»///گفت نماندید مگر اندکی اگر بودید می‌دانستید///فرمود: «جز اندکی درنگ نکردید، اگر شما به‌راستی می‌دانسته‌اید.» quran_en_fa "Did ye then think that We had created you in jest, and that ye would not be brought back to Us (for account)?" آیا پنداشته‌اید که شما را بیهوده و عبث آفریدیم، و اینکه به سوی ما بازگردانده نمی‌شوید؟///آیا پنداشته‌اید که شما را بیهوده و عبث آفریدیم، و اینکه به سوی ما بازگردانده نمی‌شوید؟///آیا پندارید که شما را بیهوده آفریده‌ایم و شما به نزد ما بازگردانده نمى‌شوید؟///پس آیا پنداشته‌اید که شما را بیهوده آفریده‌ایم و شما به نزد ما بازگردانده نمى‌شوید///آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریده‌ایم و اینکه شما به سوى ما بازگردانیده نمى‌شوید؟///پس آیا مى‌پندارید که ما شما را بیهوده آفریده‌ایم؟ و شما به سوى ما بازگردانده نمى‌شوید؟///آیا چنین پنداشتید که ما شما را به عبث و بازیچه آفریده‌ایم و هرگز به سوی ما بازگردانده نمی‌شوید؟!///آیا پنداشته‌اید که شما را بیهوده آفریده‌ایم، و شما به نزد ما بازگردانده نمی‌شوید؟///آیا گمان کردید شما را بیهوده آفریده‌ایم، و بسوی ما باز نمی‌گردید؟///پس آیا پنداشتید که شما را آفریدیم بیهده و آنکه شما بسوی ما بازنمی‌گردید///«پس آیا پنداشتید همواره شما را بیهوده آفریدیم و اینکه بی‌چون شما سوی ما باز گردانیده نمی‌شوید؟» quran_en_fa Therefore exalted be Allah, the King, the Reality: there is no god but He, the Lord of the Throne of Honour! پس برتر است خدا آن فرمانروای حق [از آنکه کارش بیهوده و عبث باشد]، هیچ معبودی جز او نیست، [او] پروردگار عرش نیکو و باارزش است.///پس برتر است خدا آن فرمانروای حق [از آنکه کارش بیهوده و عبث باشد]، هیچ معبودی جز او نیست، [او] پروردگار عرش نیکو و باارزش است.///پس فراتر است خداى یکتا، آن فرمانرواى راستین. هیچ خدایى جز او نیست. پروردگار عرش بزرگوار است.///پس خدا والاست، آن فرمانروایى که حق است، هیچ خدایى جز او نیست، و او پروردگار [و صاحب‌] عرش کریم است///پس والاست خدا، فرمانرواى برحق، خدایى جز او نیست. [اوست‌] پروردگار عرش گرانمایه.///پس برتر است خداوندى که فرمانرواى حق است. معبودى جز او نیست، او پروردگار عرش گران‌قدر است.///پس (بدانید که) خدای پادشاه به حق، برتر است (از آنکه از او فعل عبث و بیهوده صادر شود) که هیچ خدایی به جز همان پروردگار عرش مبارک نیست.///بس پاک و فراتر است خداوند فرمانروای بر حق [از کار بیهوده‌]، خدایی جز او نیست که پروردگار عرش گرانقدر است‌///پس برتر است خداوندی که فرمانروای حق است (از اینکه شما را بی‌هدف آفریده باشد)! معبودی جز او نیست؛ و او پروردگار عرش کریم است!///پس برتر است خدا پادشاه حق نیست خدائی جز او پروردگار عرش گرامی‌///پس والاترست خدا؛ فرمانروای تمام حق (و حقیقت). معبودی جز او نیست. اوست پروردگار عرش پرکرامت. quran_en_fa If anyone invokes, besides Allah, Any other god, he has no authority therefor; and his reckoning will be only with his Lord! and verily the Unbelievers will fail to win through! و هر کس با خدا معبود دیگری بپرستد [که] هیچ دلیلی بر حقانیت آن ندارد، حسابش فقط نزد پروردگار اوست؛ بدون تردید کافران، رستگار نمی‌شوند.///و هر کس با خدا معبود دیگری بپرستد [که] هیچ دلیلی بر حقانیت آن ندارد، حسابش فقط نزد پروردگار اوست؛ بدون تردید کافران، رستگار نمی‌شوند.///آن کس که جز خداى یکتا خداى دیگرى را مى‌خواند که به حقانیتش هیچ برهانى ندارد، جز این نیست که حسابش نزد پروردگارش خواهد بود. و کافران رستگار نمى‌شوند.///هر که با خداى یکتا معبود دیگرى را بخواند که هیچ برهانى براى آن ندارد، حساب او فقط نزد پروردگارش خواهد بود. بى‌گمان کافران رستگار نمى‌شوند///و هر کس با خدا معبود دیگرى بخواند، براى آن برهانى نخواهد داشت، و حسابش فقط با پروردگارش مى‌باشد، در حقیقت، کافران رستگار نمى‌شوند.///و هر کس با خداوند، معبود دیگرى را بخواند، هیچ برهانى بر کار خود ندارد. پس قطعا حساب او نزد پروردگارش خواهد بود. بی‌گمان کافران رستگار نمى‌شوند.///و هر کس غیر خدا کسی دیگر را به الهیت خواند که هیچ دلیلی بر آن ندارد حساب کار او نزد خدای اوست و البته کافران را (در روز کیفر) فلاح و رستگاری نیست.///و هر کس در جنب خداوند خدایی دیگر بپرستد که در این کار حجتی ندارد، جز این نیست که حسابش با پروردگارش است، آری کافران رستگار نمی‌شوند///و هر کس معبود دیگری را با خدا بخواند -و مسلما هیچ دلیلی بر آن نخواهد داشت- حساب او نزد پروردگارش خواهد بود؛ یقینا کافران رستگار نخواهند شد!///و آنکو بخواند با خدا خدائی دیگر را که نیستش حجتی بر آن جز این نیست که حسابش نزد پروردگار او است و همانا رستگار نشوند کافران‌///و هر کس با خدا معبود دیگری بخواند، برای او هرگز برهانی بر آن نیست و حسابش تنها نزد پروردگارش می‌باشد. و کافران بی‌گمان رستگار کنندگان نیستند. quran_en_fa So say: "O my Lord! grant Thou forgiveness and mercy for Thou art the Best of those who show mercy!" و بگو: پروردگارا! [مرا] بیامرز و [بر من] رحم کن و تو بهترین رحم کنندگانی.///و بگو: پروردگارا! [مرا] بیامرز و [بر من] رحم کن و تو بهترین رحم کنندگانی.///و بگو: اى پروردگار من، بیامرز و رحمت آور و تو بهترین رحمت‌آورندگان هستى.///و بگو: پروردگارا! ببخشاى و رحمت‌آور که تو بهترین مهربانانى///و بگو: «پروردگارا، ببخشاى و رحمت کن [که‌] تو بهترین بخشایندگانى.///و بگو: «پروردگارا! بیامرز و رحم کن که تو بهترین رحم‌کنندگانی!»///و بگو: بارالها، بیامرز و ببخشای و تو بهترین بخشندگان عالم وجودی.///و بگو پروردگارا بیامرز و رحمت آور و تو بهترین مهربانانی‌///و بگو: «پروردگارا! مرا ببخش و رحمت کن؛ و تو بهترین رحم کنندگانی!///و بگو پروردگارا بیامرز و رحم کن و توئی بهترین رحم‌کنندگان‌///و بگو: «پروردگارم! (بر من) بپوشان و رحم کن، حال آنکه تو بهترین رحم‌کنندگانی.» quran_en_fa A sura which We have sent down and which We have ordained in it have We sent down Clear Signs, in order that ye may receive admonition. [این] سوره‌ای است که آن را [از افق دانش خود] فرود آوردیم و [اجرای احکام و معارف آن را] لازم و واجب نمودیم و در آن آیاتی روشن نازل کردیم، تا متذکر و هوشیار شوید.///[این] سوره‌ای است که آن را [از افق دانش خود] فرود آوردیم و [اجرای احکام و معارف آن را] لازم و واجب نمودیم و در آن آیاتی روشن نازل کردیم، تا متذکر و هوشیار شوید.///سوره‌اى است که آن را نازل کرده‌ایم و واجبش ساخته‌ایم و در آن آیاتى روشن فرستاده‌ایم، باشد که پند گیرید.///سوره‌اى است که آن را نازل کرده، [احکامش را] واجب نموده، در آن آیاتى روشن آوردیم تا شما پند گیرید/// [این‌] سوره‌اى است که آن را نازل و آن را فرض گردانیدیم و در آن آیاتى روشن فرو فرستادیم، باشد که شما پند پذیرید.///[این] سوره‌اى است که آن را فروفرستادیم و [عمل به] آن را واجب نمودیم و در آن آیاتى روشن فرستادیم. باشد که شما پند گیرید.///این سوره را فرستادیم و (احکامش را) فریضه (بندگان) کردیم و در آن آیات روشن (توحید و معارف و احکام الهی) نازل ساختیم، باشد که شما متذکر (آن حقایق) شوید.///این سوره‌ای است که فرو فرستاده‌ایمش و [احکام‌] آن را واجب گردانده‌ایم، و در آن آیاتی روشنگر نازل کرده‌ایم باشد که پند گیرید///(این) سوره‌ای است که آن را فرو فرستادیم، و (عمل به آن را) واجب نمودیم، و در آن آیات روشنی نازل کردیم، شاید شما متذکر شوید!///سورتی است (بخشی است) فرستادیمش و بایسته داشتیمش و فرستادیم در آن آیتهائی روشن شاید یاد آورید///(این) سوره‌ای است (که) آن را نازل و (بر مکلفان) حتمی گردانیدیم و در آن آیاتی روشن فرو فرستادیم، شاید شما به خوبی یاد آورید. quran_en_fa The woman and the man guilty of adultery or fornication,- flog each of them with a hundred stripes: Let not compassion move you in their case, in a matter prescribed by Allah, if ye believe in Allah and the Last Day: and let a party of the Believers witness their punishment. به زن زناکار و مرد زناکار صد تازیانه بزنید، و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، نباید شما را در [اجرای] دین خدا درباره آن دو نفر دلسوزی و مهربانی بگیرد، و باید گروهی از مؤمنان، شاهد مجازات آن دو نفر باشند.///به زن زناکار و مرد زناکار صد تازیانه بزنید، و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، نباید شما را در [اجرای] دین خدا درباره آن دو نفر دلسوزی و مهربانی بگیرد، و باید گروهی از مؤمنان، شاهد مجازات آن دو نفر باشند.///زن و مرد زناکار را هر یک صد ضربه بزنید. و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، مباد که در حکم خدا نسبت به آن دو دستخوش ترحم گردید. و باید که به هنگام شکنجه کردنشان گروهى از مؤمنان حاضر باشند.///زن زناکار و مرد زناکار، هر یک از آن دو را صد تازیانه بزنید، و اگر به خدا و روز واپسین ایمان دارید مبادا در دین خدا نسبت به آن دو دستخوش ترحم گردید، و باید گروهى از مؤمنان در کیفر آن دو حضور یابند///به هر زن زناکار و مرد زناکارى صد تازیانه بزنید، و اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید، در [کار] دین خدا، نسبت به آن دو دلسوزى نکنید، و باید گروهى از مؤمنان در کیفر آن دو حضور یابند.///هر یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید. و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، در اجراى [حکم] دین خدا، نسبت به آن دو، گرفتار دلسوزى نشوید. و هنگام کیفر آن دو، گروهى از مؤمنان حاضر و ناظر باشند.///باید هر یک از زنان و مردان زنا کار را به صد تازیانه مجازات و تنبیه کنید و هرگز درباره آنان در دین خدا رأفت و ترحم روا مدارید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، و باید عذاب آن بدکاران را جمعی از مؤمنان مشاهده کنند.///زن و مرد زناکار [بکر] را به هر یک از آنان یکصد تازیانه بزنید، و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، در دین الهی، در حق آنان دچار ترحم نشوید، و گروهی از مؤمنان، در صحنه عذاب کشیدن آنان حاضر باشند///هر یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید؛ و نباید رأفت (و محبت کاذب) نسبت به آن دو شما را از اجرای حکم الهی مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید! و باید گروهی از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده کنند!///زن زناکار و مرد زناکار بزنید هر کدام را از آنان صد ضربه (تازیانه) و نگیردتان بدانان رحمی در دین خدا اگر ایمان دارید به خدا و روز بازپسین و باید گواه باشند شکنجه آنان را گروهی از مؤمنان‌///(هر) زن زناکار و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید و اگر به خدا و روز بازپسین ایمان داشته‌اید، در دین خدا نسبت به آن دو هیچ دلسوزی شما را برنگیرد و باید گروهی از مؤمنان (دست‌کم دو نفر) در کیفر آن دو حضور یابند. quran_en_fa Let no man guilty of adultery or fornication marry and but a woman similarly guilty, or an Unbeliever: nor let any but such a man or an Unbeliever marry such a woman: to the Believers such a thing is forbidden. مرد زناکار نباید جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج کند، و زن زناکار نباید جز با مرد زناکار یا مشرک ازدواج نماید، و این [ازدواج] بر مؤمنان حرام شده است.///مرد زناکار نباید جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج کند، و زن زناکار نباید جز با مرد زناکار یا مشرک ازدواج نماید، و این [ازدواج] بر مؤمنان حرام شده است.///مرد زناکار، جز زن زناکار یا مشرک را نمى‌گیرد، و زن زناکار را جز مرد زناکار یا مشرک نمى‌گیرد. و این بر مؤمنان حرام شده است.///مرد زناکار جز زن زناکار یا مشرک را به همسرى نمى‌گیرد، و زن زناکار را جز مرد زناکار یا مشرک نمى‌گیرد، و این [ازدواج‌] بر مؤمنان حرام شده است///مرد زناکار، جز زن زناکار یا مشرک را به همسرى نگیرد، و زن زناکار، جز مرد زناکار یا مشرک را به زنى نگیرد، و بر مؤمنان این [امر] حرام گردیده است.///مرد زناکار، جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج نمى‌کند. و زن زناکار را، جز مرد زناکار یا مشرک، به همسرى نمی‌گیرد. و این [زناشویى] بر مؤمنان حرام است!///مرد زناکار جز با زن زناکار و مشرک نکاح نمی‌کند و زن زانیه را هم جز مرد زانی و مشرک به نکاح نخواهد گرفت و این کار بر مردان مؤمن حرام است.///مرد زانی نباید جز با زن زانی یا زن مشرک ازدواج کند، همچنین با زن زانی نباید جز مرد زانی یا مشرک ازدواج کند، و این کار بر مؤمنان حرام گردیده است‌///مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج نمی‌کند؛ و زن زناکار را، جز مرد زناکار یا مشرک، به ازدواج خود درنمی‌آورد؛ و این کار بر مؤمنان حرام شده است!///مرد زناکار همسر نگیرد جز زناکاری یا مشرکی را و زن زناکار همسر نشود او را مگر زناکاری یا مشرکی و حرام است آن بر مؤمنان‌///مرد زناکار، جز زن زناکار یا مشرک را به همسری نگیرد و زن زناکار، جز مرد زناکار یا مشرک را به همسری نگیرد و این‌گونه ازدواج بر مؤمنان حرام گردیده است. quran_en_fa And those who launch a charge against chaste women, and produce not four witnesses (to support their allegations),- flog them with eighty stripes; and reject their evidence ever after: for such men are wicked transgressors;- و کسانی که زنان عفیفه پاکدامن را به زنا متهم می‌کنند، سپس چهار شاهد نمی‌آورند، پس به آنان هشتاد تازیانه بزنید، و هرگز شهادتی را از آنان نپذیرید، و اینانند که در حقیقت فاسق اند.///و کسانی که زنان عفیفه پاکدامن را به زنا متهم می‌کنند، سپس چهار شاهد نمی‌آورند، پس به آنان هشتاد تازیانه بزنید، و هرگز شهادتی را از آنان نپذیرید، و اینانند که در حقیقت فاسق اند.///کسانى را که زنان عفیف را به زنا متهم مى‌کنند و چهار شاهد نمى‌آورند، هشتاد ضربه بزنید، و از آن پس هرگز شهادتشان را نپذیرید که مردمى فاسقند.///و کسانى که به زنان پاکدامن نسبت زنا مى‌دهند، سپس چهار شاهد نمى‌آورند، به آنها هشتاد تازیانه بزنید و هیچ‌گاه شهادتى از آنها نپذیرید، و اینها بى‌شک فاسق‌اند///و کسانى که نسبت زنا به زنان شوهردار مى‌دهند، سپس چهار گواه نمى‌آورند، هشتاد تازیانه به آنان بزنید، و هیچگاه شهادتى از آنها نپذیرید، و اینانند که خود فاسقند.///و کسانى که نسبت زنا به زنان پاکدامن مى‌دهند و چهار شاهد نمى‌آورند، پس هشتاد تازیانه به آنان بزنید و گواهى آنان را هرگز نپذیرید، که آنان همان فاسقانند.///و آنان که به زنان با عفت مؤمنه نسبت زنا دهند آن‌گاه چهار شاهد (عادل) بر دعوی خود نیاورند آنان را به هشتاد تازیانه کیفر دهید، و دیگر هرگز شهادت آنها را نپذیرید، و آنان مردمی فاسق و نادرستند.///و کسانی که به زنان پاکدامن تهمت [زنا] می‌زنند، سپس چهار شاهد نمی‌آورند، ایشان را هشتاد تازیانه بزنید، و دیگر هرگز شهادت آنان را قبول نکنید، و اینانند که فاسقند///و کسانی که زنان پاکدامن را متهم می‌کنند، سپس چهار شاهد (بر مدعای خود) نمی‌آورند، آنها را هشتاد تازیانه بزنید و شهادتشان را هرگز نپذیرید؛ و آنها همان فاسقانند!///و آنان که پرتاب کنند بسوی زنان پارسا و سپس نیارند چهار تن گواهان پس بزنیدشان هشتاد تازیانه و نپذیرید برای ایشان گواهیی هیچگاه و آنانند نافرمانان‌///و کسانی که به زنان پاکدامن نسبت زنا می‌دهند، سپس چهار گواه مرد (عادل بر این نسبت) نیاورده‌اند، آنان را هشتاد تازیانه بزنید و هیچ‌گاه شهادتی از آنها نپذیرید و اینان، (هم) ایشان فاسقانند. quran_en_fa Unless they repent thereafter and mend (their conduct); for Allah is Oft-Forgiving, Most Merciful. مگر کسانی که بعد از آن توبه کنند و مفاسد خود را اصلاح نمایند که بدون تردید خدا [نسبت به آنان] بسیار آمرزنده و مهربان است.///مگر کسانی که بعد از آن توبه کنند و مفاسد خود را اصلاح نمایند که بدون تردید خدا [نسبت به آنان] بسیار آمرزنده و مهربان است.///مگر کسانى که بعد از آن توبه کنند و به صلاح آیند. زیرا خدا آمرزنده و مهربان است.///مگر کسانى که بعد از آن توبه کرده و اصلاح نمودند که خداوند البته آمرزنده‌ى مهربان است///مگر کسانى که بعد از آن [بهتان‌] توبه کرده و به صلاح آمده باشند که خدا البته آمرزنده مهربان است.///مگر کسانى که پس از آن [تهمت زدن،] توبه کنند و در مقام اصلاح و جبران برآیند، که قطعا خداوند آمرزنده و مهربان است.///مگر آنهایی که بعد از آن فسق و بهتان به درگاه خدا توبه کنند و در مقام اصلاح عمل خود برآیند، در این صورت خدا البته بسیار آمرزنده و مهربان است.///مگر کسانی که پس از آن توبه کنند و کارشایسته پیش بگیرند، که خداوند آمرزگار مهربان است‌///مگر کسانی که بعد از آن توبه کنند و جبران نمایند (که خداوند آنها را می‌بخشد) زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است.///مگر آنان که بازگشتند از این پس و شایستگی گزیدند که خداوند است آمرزنده مهربان‌///مگر کسانی که بعد از آن (بهتان) توبه و (آن بهتان را) اصلاح کردند. پس خدا بی‌گمان پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa And for those who launch a charge against their spouses, and have (in support) no evidence but their own,- their solitary evidence (can be received) if they bear witness four times (with an oath) by Allah that they are solemnly telling the truth; و کسانی که همسران خود را متهم به زنا می‌کنند و بر آنان شاهدانی جز خودشان نباشد، پس هر کدام از آن شوهران [برای اثبات اتهامش] باید چهار بار شهادت دهد که سوگند به خدا، او [درباره همسرش] در این زمینه قطعا راست می‌گوید،///و کسانی که همسران خود را متهم به زنا می‌کنند و بر آنان شاهدانی جز خودشان نباشد، پس هر کدام از آن شوهران [برای اثبات اتهامش] باید چهار بار شهادت دهد که سوگند به خدا، او [درباره همسرش] در این زمینه قطعا راست می‌گوید،///و کسانى که زنان خود را به زنا متهم مى‌کنند و شاهدى جز خود ندارند، هر یک از آنها را چهار بار شهادت است به نام خدا که از راستگویان است.///و کسانى که همسران خود را به زنا متهم مى‌کنند، و جز خودشان شاهدان دیگرى ندارند، گواهى یکى از آنها چهار بار گواهى، با سوگند به خداست [مبنى بر این‌] که بى‌تردید او از راستگویان است///و کسانى که به همسران خود نسبت زنا مى‌دهند، و جز خودشان گواهانى [دیگر] ندارند، هر یک از آنان [باید] چهار بار به خدا سوگند یاد کند که او قطعا از راستگویان است.///و کسانى که به همسران خود نسبت زنا مى‌دهند، و جز خودشان شاهدى ندارند، هر یک از آنان براى اثبات ادعاى خود، باید چهار بار به خدا سوگند یاد کند که قطعا [درباره‌ی همسرش] از راستگویان است.///و آنان که به زنان خود نسبت زنا دهند و جز خود بر آن شاهد و گواهی ندارند (چون حد لازم آید، برای رفع حد) باید از آن زن و مرد نخست مرد چهار مرتبه شهادت و قسم به نام خدا یاد کند که البته او (در این دعوی زنا) از راستگویان است.///و کسانی که به زنانشان تهمت [زنا] می‌زنند، و شاهدی جز خویشتن ندارند، [باید] چهار بار به نام خداوند سوگند بخورند که ایشان راستگو هستند///و کسانی که همسران خود را (به عمل منافی عفت) متهم می‌کنند، و گواهانی جز خودشان ندارند، هر یک از آنها باید چهار مرتبه به نام خدا شهادت دهد که از راستگویان است؛///و آنان که پرتاب کنند بسوی زنان خود (پرتاب‌کردن بمعنی نسبت زنا دادن است) و نباشدشان گواهانی جز خویشتن پس گواهی یکیشان چهار گواهی است سوگند به خدا که آن مرد است از راستگویان‌///و مردانی که به همسران خود نسبت زنا می‌دهند و جز خودهاشان گواهانی (دیگر) ندارند، پس گواهی هر یک از آنان چهار بار سوگند به خداست، که او [: شوهر] بی‌گمان همانا از راستگویان است. quran_en_fa And the fifth (oath) (should be) that they solemnly invoke the curse of Allah on themselves if they tell a lie. و [شهادت] پنجم این است که [بگوید:] لعنت خدا بر او باد اگر [در این اتهام بستن] دروغگو باشد؛///و [شهادت] پنجم این است که [بگوید:] لعنت خدا بر او باد اگر [در این اتهام بستن] دروغگو باشد؛///و بار پنجم بگوید که لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد.///و بار پنجم بگوید: لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد///و [گواهى در دفعه‌] پنجم این است که [شوهر بگوید:] لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد.///و در پنجمین بار بگوید که لعنت خدا بر او باد اگر [در این اتهام بستن‌،] از دروغگویان باشد!///و بار پنجم قسم یاد کند که لعن خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد.///و بار پنجم بگویند که لعنت الهی بر او باد اگر از دروغگویان باشد///و در پنجمین بار بگوید که لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد.///و پنجمین آنکه لعنت خدا باد بر او اگر باشد از دروغگویان‌///و گواه پنجمین این است که (شوهر بگوید که) لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگویان بوده است. quran_en_fa But it would avert the punishment from the wife, if she bears witness four times (with an oath) By Allah, that (her husband) is telling a lie; و مجازات را از آن زنی که مورد اتهام قرار گرفته دفع می‌کند اینکه چهار بار شهادت دهد که سوگند به خدا، آن مرد دروغگوست،///و مجازات را از آن زنی که مورد اتهام قرار گرفته دفع می‌کند اینکه چهار بار شهادت دهد که سوگند به خدا، آن مرد دروغگوست،///و اگر آن زن چهار بار به خدا سوگند خورد که آن مرد دروغ مى‌گوید، حد از او برداشته مى‌شود.///و از آن [زن‌] کیفر را بر مى‌دارد این که چهار بار به خدا سوگند یاد کند که شوهر او حتما از دروغگویان است///و از [زن،] کیفر ساقط مى‌شود، در صورتى که چهار بار به خدا سوگند یاد کند که [شوهر] او جدا از دروغگویان است.///و کیفر [زنا] از آن زن ساقط می‌شود، بدین‌گونه که [در مقام دفاع،] چهار بار به خدا قسم بخورد که آن مرد [در نسبتى که به او مى‌دهد] از دروغگویان است.///و (چون بعد از این پنج قسم شوهر، بر زن حد لازم آید) برای رفع عذاب حد، آن زن نیز نخست چهار مرتبه شهادت و قسم به نام خدا یاد کند که البته شوهرش دروغ می‌گوید.///و عذاب [حد] این گونه از زن، بازداشته می‌شود که چهار بار سوگند به نام خداوند بخورد که او [شوهرش‌] از دروغگویان است‌///آن زن نیز می‌تواند کیفر (زنا) را از خود دور کند، به این طریق که چهار بار خدا را به شهادت طلبد که آن مرد (در این نسبتی که به او می‌دهد) از دروغگویان است.///و دور می‌کند از زن شکنجه را که گواهی دهد چهار گواهی سوگند به خدا که آن مرد است از دروغگویان‌///و عذابش را برطرف می‌سازد که (اگر) این زن چهار مرتبه خدا را گواه گیرد که همسرش بی‌گمان از دروغگویان بوده است. quran_en_fa And the fifth (oath) should be that she solemnly invokes the wrath of Allah on herself if (her accuser) is telling the truth. و [شهادت] پنجم این است که [بگوید:] خشم خدا بر او باد اگر [آن مرد در این اتهام بستن] راستگو باشد.///و [شهادت] پنجم این است که [بگوید:] خشم خدا بر او باد اگر [آن مرد در این اتهام بستن] راستگو باشد.///و بار پنجم بگوید که خشم خدا بر او باد اگر مرد از راستگویان باشد.///و بار پنجم بگوید که خشم خدا بر او باد اگر [مرد] از راستگویان باشد///و [گواهى‌] پنجم آنکه خشم خدا بر او باد اگر [شوهرش‌] از راستگویان باشد.///و بار پنجم بگوید که غضب خدا بر او باد، اگر آن مرد از راستگویان باشد.///و بار پنجم قسم یاد کند که غضب خدا بر او اگر این مرد (در این دعوی) از راستگویان باشد.///و بار پنجم بگوید که خشم الهی بر آن زن باد اگر آن مرد از راستگویان باشد///و بار پنجم بگوید که غضب خدا بر او باد اگر آن مرد از راستگویان باشد.///و پنجمین آنکه خشم خدا بر او باد اگر آن مرد است از راستگویان‌///و (نیزگواهی) پنجمین را - که همانا خشم خدا بر او باد - اگر (شوهرش) از راستگویان بوده است. quran_en_fa If it were not for Allah's grace and mercy on you, and that Allah is Oft-Returning, full of Wisdom,- (Ye would be ruined indeed). و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، و اینکه خدا بسیار توبه پذیر و حکیم است [به کیفرهای بسیار سختی دچار می‌شدید.]///و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، و اینکه خدا بسیار توبه پذیر و حکیم است [به کیفرهای بسیار سختی دچار می‌شدید.]///چه مى‌شد اگر فضل و رحمتى که خدا بر شما ارزانى داشته است نمى‌بود؟ و اگر نه این بود که خدا توبه‌پذیر و حکیم است؟///و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود و این که خدا توبه‌پذیر حکیم است [هلاک مى‌شدید]///و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود و اینکه خدا توبه‌پذیر سنجیده‌کار است [رسوا مى‌شدید].///و اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود، [رسوا مى‌شدید. و نظام خانوادگى شما مختل مى‌شد.] قطعا خداوند توبه‌پذیر و حکیم است.///و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما مؤمنان نبود و اگر نه این بود که خدای مهربان البته توبه‌پذیر است و کار به حکمت کند (حدود و تکلیف را چنین آسان نمی‌گرفت و به توبه رفع عذاب از شما نمی‌کرد).///و اگر بخشش و بخشایش الهی و رحمت او بر شما نباشد و اینکه خداوند توبه‌پذیر فرزانه است [کار بر شما دشوار می‌شد]///و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما نبود و اینکه او توبه‌پذیر و حکیم است (بسیاری از شما گرفتار مجازات سخت الهی می‌شدید)!///و اگر نبود فضل خدا بر شما و رحمتش و آنکه خدا است توبه‌پذیرنده حکیم‌///و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود و اینکه خدا بسی برگشت‌کننده (ی بر بندگان) و سنجیده کار است (رسوا می‌شدید). quran_en_fa Those who brought forward the lie are a body among yourselves: think it not to be an evil to you; On the contrary it is good for you: to every man among them (will come the punishment) of the sin that he earned, and to him who took on himself the lead among them, will be a penalty grievous. به یقین کسانی که آن تهمت [بزرگ] را [درباره یکی از همسران پیامبر به میان] آوردند، گروهی [هم دست و هم فکر] از [میان] خود شما بودند، آن را برای خود شری مپندارید، بلکه آن برای شما خیر است، برای هر مردی از آنان کیفری به میزان گناهی است که مرتکب شده، و آن کس که بخش عمده آن را بر عهده گرفته است، برایش عذابی بزرگ است.///به یقین کسانی که آن تهمت [بزرگ] را [درباره یکی از همسران پیامبر به میان] آوردند، گروهی [هم دست و هم فکر] از [میان] خود شما بودند، آن را برای خود شری مپندارید، بلکه آن برای شما خیر است، برای هر مردی از آنان کیفری به میزان گناهی است که مرتکب شده، و آن کس که بخش عمده آن را بر عهده گرفته است، برایش عذابی بزرگ است.///کسانى که آن دروغ بزرگ را ساخته‌اند گروهى از شمایند. مپندارید که شما را در آن شرى بود. نه، خیر شما در آن بود. هر مردى از آنها بدان اندازه از گناه که مرتکب شده است به کیفر رسد، و از میان آنها آن که بیشترین این بهتان را به عهده دارد به عذابى بزرگ گرفتار مى‌آید.///همانا کسانى که آن تهمت عظیم را [در باره‌ى یکى از زنان پیامبر] به میان آوردند، دسته‌اى از شما بودند. آن تهمت را براى خود شر مپندارید، بلکه آن براى شما خیر و مصلحت است. بر عهده‌ى هر فردى از آنها سهمى از گناه است، و آن که بخش عمده‌ى آن دروغ‌سازى را بر///در حقیقت، کسانى که آن بهتان [داستان افک‌] را [در میان‌] آوردند، دسته‌اى از شما بودند. آن [تهمت‌] را شرى براى خود تصور مکنید بلکه براى شما در آن مصلحتى [بوده‌] است. براى هر مردى از آنان [که در این کار دست داشته‌] همان گناهى است که مرتکب شده است، و آن کس از ایشان که قسمت عمده آن را به گردن گرفته است عذابى سخت خواهد داشت.///کسانى که آن دروغ بزرگ را [نسبت به یکى از همسران پیامبر به میان‌] آوردند، گروهى از خود شما بودند. آن را براى خود شر نپندارید، بلکه آن [در نهایت] به نفع شماست. [زیرا سبب رسوایى منافقان است.] هر کدام از آنان، به اندازه‌ی گناهی که مرتکب شده است، به کیفر می‌رسد. و براى کسى که بخش بزرگ گناه را بر عهده گرفته، عذابی بزرگ است.///همانا کسانی که آن بهتان را بستند (و به عایشه تهمت کار ناشایست زدند که رسول و مؤمنان را بیازارند) گروهی همدست از (منافقان) شمایند؛ نپندارید ضرری از آن به آبروی شما می‌رسد بلکه خیر و ثواب نیز (چون بر تهمت صبر کنید از خدا) خواهید یافت؛ هر یک از آنها به عقاب گناه خود خواهند رسید؛ و آن کس از منافقان که رأس و منشأ این بهتان بزرگ گشت هم او به عذابی بزرگ معذب خواهد شد.///کسانی که تهمت ناپاکی را در میان آوردند، جماعتی از شما هستند، آن را شری به زیان خویش مپندارید، بلکه [در نهایت‌] خیری برای شماست، بر عهده هر یک از آنان سهمی از گناه است که مرتکب شده است، و کسی از آنان که عمده آن را دامن زد، عذابی سهمگین دارد///مسلما کسانی که آن تهمت عظیم را عنوان کردند گروهی (متشکل و توطئه‌گر) از شما بودند؛ اما گمان نکنید این ماجرا برای شما بد است، بلکه خیر شما در آن است؛ آنها هر کدام سهم خود را از این گناهی که مرتکب شدند دارند؛ و از آنان کسی که بخش مهم آن را بر عهده داشت عذاب عظیمی برای اوست!///همانا آنان که آوردند تهمت را گروهی هستند از شما مپنداریدش بد برای شما بلکه آن خوب است برای شما هر مردی از ایشان است آنچه دست آورد است از گناه و آنچه برگرفته است بیشی از آن را از ایشان برای او است عذابی بزرگ‌///بی‌گمان کسانی که بهتان [: داستان افک] را (به میان) آوردند، دسته‌ای متعصب از شمایند. این (تهمت) را شری برای خود به‌حساب نیاورید، بلکه آن برای شما خیری است و هر مردی از آنان (که در این کار دست داشته همان) گناه دنباله‌داری که مرتکب شده برای (خود) اوست و آن کس از ایشان که (قسمت) عمده‌ی آن را به گردن گرفته، برای او عذابی بزرگ است. quran_en_fa Why did not the believers - men and women - when ye heard of the affair,- put the best construction on it in their own minds and say, "This (charge) is an obvious lie"? چرا هنگامی که آن [تهمت بزرگ] را شنیدید، مردان و زنان مؤمن به خودشان گمان نیک نبردند [که این تهمت کار اهل ایمان نیست] و نگفتند: این تهمتی آشکار [از سوی منافقان] است؟! [که می‌خواهند در میان اهل ایمان فتنه و آشوب و بدبینی ایجاد کنند]///چرا هنگامی که آن [تهمت بزرگ] را شنیدید، مردان و زنان مؤمن به خودشان گمان نیک نبردند [که این تهمت کار اهل ایمان نیست] و نگفتند: این تهمتی آشکار [از سوی منافقان] است؟! [که می‌خواهند در میان اهل ایمان فتنه و آشوب و بدبینی ایجاد کنند]///چرا هنگامى که آن بهتان را شنیدید مردان و زنان مؤمن به خود گمان نیک نبردند و نگفتند که این تهمتى آشکار است؟///چرا هنگامى که آن [تهمت‌] را شنیدید، مردان و زنان مؤمن نسبت به خودشان گمان نیک نبردند و نگفتند: این تهمتى آشکار است///چرا هنگامى که آن [بهتان‌] را شنیدید، مردان و زنان مؤمن گمان نیک به خود نبردند و نگفتند: «این بهتانى آشکار است»؟///چرا زمانى که تهمت را شنیدید، مردان و زنان با ایمان، نسبت به خویش گمان خوب نبردند. و نگفتند: «این تهمتی بزرگ و آشکار است!»///آیا سزاوار این نبود که چون (از منافقان) چنین بهتان و دروغها شنیدید مردان و زنان مؤمن حسن ظنشان درباره یکدیگر بیشتر شده و گویند: این دروغی است آشکار؟///چرا چون آن را شنیدید، مردان و زنان مؤمن در حق خویش گمان نیک نبردند و نگفتند که این تهمت آشکاری است‌///چرا هنگامی که این (تهمت) را شنیدید، مردان و زنان با ایمان نسبت به خود (و کسی که همچون خود آنها بود) گمان خیر نبردند و نگفتند این دروغی بزرگ و آشکار است؟!///چرا هنگامی که شنیدیدش گمان نبردند مردان و زنان مؤمن به همدیگر خوبی را و نگفتند این است تهمتی آشکار///چرا چون آن (بهتان) را شنیدید، مردان و زنان مؤمن گمان نیک به خودشان نبردند و نگفتند: «این بهتانی آشکارگر است»؟ quran_en_fa Why did they not bring four witnesses to prove it? When they have not brought the witnesses, such men, in the sight of Allah, (stand forth) themselves as liars! چرا بر آن تهمت، چهار شاهد نیاوردند؟ و چون شاهدان را نیاوردند، پس خود آنان نزد خدا محکوم به دروغگویی اند؛///چرا بر آن تهمت، چهار شاهد نیاوردند؟ و چون شاهدان را نیاوردند، پس خود آنان نزد خدا محکوم به دروغگویی اند؛///چرا چهار شاهد بر ادعاى خود نیاوردند؟ پس اگر شاهدانى نیاورده‌اند، در نزد خدا در زمره دروغگویانند.///چرا بر آن [ادعا] چهار شاهد نیاوردند؟ پس حالا که شاهدان را نیاوردند، اینان خود در پیشگاه خدا دروغگویند///چرا چهار گواه بر [صحت‌] آن [بهتان‌] نیاوردند؟ پس چون گواهان [لازم‌] را نیاورده‌اند، اینانند که نزد خدا دروغگویانند.///چرا چهار شاهد بر آن نیاوردند؟ پس چون گواهان لازم را نیاوردند، آنان نزد خدا همان دروغگویانند.///چرا (منافقان) بر دعوی خود چهار شاهد (عادل) اقامه نکردند؟ پس حالی که شاهد نیاوردند البته نزد خدا مردمی دروغزنند.///چرا بر آن چهار گواه نیاوردند، و چون گواهان را نیاوردند، اینان نزد خداوند دروغگو هستند///چرا چهار شاهد برای آن نیاوردند؟! اکنون که این گواهان را نیاوردند، آنان در پیشگاه خدا دروغگویانند!///چرا نیاوردند بر آن چهار تن گواهان پس چون نیاوردند گواهان را آنانند نزد خدا دروغگویان‌///چرا چهار گواه مرد (عادل) بر آن (بهتان) نیاوردند؟ پس چون (این) گواهان را نیاوردند، اینان نزد خدا، (هم) اینان دروغگویانند. quran_en_fa Were it not for the grace and mercy of Allah on you, in this world and the Hereafter, a grievous penalty would have seized you in that ye rushed glibly into this affair. و اگر فضل و رحمت خدا در دنیا و آخرت بر شما نبود، به یقین به خاطر آن تهمت بزرگی که در آن وارد شدید، عذابی بزرگ به شما می‌رسید.///و اگر فضل و رحمت خدا در دنیا و آخرت بر شما نبود، به یقین به خاطر آن تهمت بزرگی که در آن وارد شدید، عذابی بزرگ به شما می‌رسید.///اگر فضل و رحمت خدا در دنیا و آخرت ارزانیتان نمى‌بود، به سزاى آن سخنان که مى‌گفتید شما را عذابى بزرگ درمى‌رسید.///و اگر فضل خدا و رحمتش در دنیا و آخرت شامل شما نمى‌شد، قطعا به [سزاى‌] بهتانى که وارد آن شدید، به شما عذابى بزرگ مى‌رسید///و اگر فضل خدا و رحمتش در دنیا و آخرت بر شما نبود، قطعا به [سزاى‌] آنچه در آن به دخالت پرداختید، به شما عذابى بزرگ مى‌رسید.///و اگر فضل و رحمت الهى در دنیا و آخرت بر شما نبود، به سزاى آن سخنان که مى‌گفتید، قطعا عذابى بزرگ به شما مى‌رسید.///و اگر فضل و رحمت خدا در دنیا و عقبی شامل حال شما (مؤمنان) نبود به مجرد خوض در این‌گونه سخنان (نفاق انگیز) به شما عذابی بزرگ می‌رسید.///و اگر در دنیا و آخرت بخشایش و رحمت الهی بر شما نبود در آنچه گفت و گو می‌کردید به شما عذابی سهمگین می‌رسید///و اگر فضل و رحمت الهی در دنیا و آخرت شامل شما نمی‌شد، بخاطر این گناهی که کردید عذاب سختی به شما می‌رسید!///و اگر نبود فضل خدا بر شما و رحمتش در دنیا و آخرت هر آینه می‌رسید شما را در آنچه فرو رفتید در آن عذابی بزرگ‌///و اگر فضل خدا و رحمتش در دنیا و آخرت بر شما نبود، همواره - به (سزای) آنچه در آن غور کرده (و) اشاعه دادید - به شما عذابی بزرگ می‌رسید. quran_en_fa Behold, ye received it on your tongues, and said out of your mouths things of which ye had no knowledge; and ye thought it to be a light matter, while it was most serious in the sight of Allah. چون [که آن تهمت بزرگ را] زبان به زبان از یکدیگر می‌گرفتید و با دهان هایتان چیزی می‌گفتید که هیچ معرفت و شناختی به آن نداشتید و آن را [عملی] ناچیز و سبک می‌پنداشتید و در حالی که نزد خدا بزرگ بود.///چون [که آن تهمت بزرگ را] زبان به زبان از یکدیگر می‌گرفتید و با دهان هایتان چیزی می‌گفتید که هیچ معرفت و شناختی به آن نداشتید و آن را [عملی] ناچیز و سبک می‌پنداشتید و در حالی که نزد خدا بزرگ بود.///آنگاه که آن سخن را از دهان یکدیگر مى‌گرفتید و چیزى بر زبان مى‌راندید که در باره آن هیچ نمى‌دانستید و مى‌پنداشتید که کارى خرد است، و حال آنکه در نزد خدا کارى بزرگ بود.///آن‌گاه که آن [بهتان‌] را از زبان یکدیگر مى‌گرفتید و خبرى را که بدان علم نداشتید، دهان به دهان مى‌گفتید و مى‌پنداشتید که کارى کوچک و ساده است، در حالى که آن [امر] نزد خدا بسى بزرگ بود///آنگاه که آن [بهتان‌] را از زبان یکدیگر مى‌گرفتید و با زبانهاى خود چیزى را که بدان علم نداشتید، مى‌گفتید و مى‌پنداشتید که کارى سهل و ساده است با اینکه آن [امر] نزد خدا بس بزرگ بود.///آن‌گاه که از زبان یکدیگر [آن تهمت را] مى‌گرفتید و با آنکه هیچ اطلاعی از آن نداشتید، دهان به دهان مى‌گفتید. و این را ساده و ناچیز مى‌پنداشتید، در حالى که آن نزد خدا بزرگ است.///زیرا شما آن سخنان را از زبان یکدیگر تلقی کرده و حرفی بر زبان می‌گفتید که علم به آن نداشتید و این کار را سهل و کوچک می‌پنداشتید در صورتی که نزد خدا (گناهی) بسیار بزرگ بود.///آنگاه که از زبان همدیگر فرا می‌گرفتیدش و دهان به دهان چیزی را که به آن علم نداشتید، می‌گفتید و آن را آسان [و ساده‌] می‌پنداشتید، حال آنکه آن نزد خداوند سترگ است‌///به خاطر بیاورید زمانی را که این شایعه را از زبان یکدیگر می‌گرفتید، و با دهان خود سخنی می‌گفتید که به آن یقین نداشتید؛ و آن را کوچک می‌پنداشتید در حالی که نزد خدا بزرگ است!///هنگامی که فرامی‌گرفتیدش به زبانهای خود و می‌گفتید با دهانهای خویش آنچه نبودتان بدان علمی و می‌پنداشتیدش آسان حالی که آن است نزد خدا بزرگ‌///چون آن (بهتان) را با زبان‌هاتان بس می‌پذیرید و با دهان‌هاتان چیزی را که برایتان به آن علمی نیست، می‌گویید و گمان می‌کنید که آن (کاری) سهل و ساده است، حال اینکه آن (بهتان) نزد خدا بس بزرگ است. quran_en_fa And why did ye not, when ye heard it, say? - "It is not right of us to speak of this: Glory to Allah! this is a most serious slander!" و چرا وقتی که آن را شنیدید نگفتید: ما را نسزد [و هیچ جایز نیست] که به این تهمت بزرگ زبان بگشاییم، شگفتا! این بهتانی بزرگ است.///و چرا وقتی که آن را شنیدید نگفتید: ما را نسزد [و هیچ جایز نیست] که به این تهمت بزرگ زبان بگشاییم، شگفتا! این بهتانی بزرگ است.///چرا آنگاه که این سخن شنیدید نگفتید: ما را نشاید که آن را بازگوییم، پروردگارا تو منزهى، این تهمتى بزرگ است؟///و [گر نه‌] چرا وقتى آن را شنیدید نگفتید: ما را نشاید که در این باره سخن گوییم، [خداوندا] منزهى تو، این تهمتى بزرگ است///و [گر نه‌] چرا وقتى آن را شنیدید نگفتید: «براى ما سزاوار نیست که در این [موضوع‌] سخن گوییم. [خداوندا،] تو منزهى، این بهتانى بزرگ است.»///چرا هنگامى که [آن را] شنیدید، نگفتید: «روا نیست که ما در این [باره از پیش خود] حرفى بزنیم. [پروردگارا!] تو منزهى! این بهتانى بزرگ است.»///چرا به محض شنیدن این سخن نگفتید که هرگز ما را تکلم به این روا نیست، پاک خدایا، این بهتانی بزرگ است؟///و چرا چون شنیدیدش نگفتید که ما را نرسد که در این باره سخن گوییم، پاکا که تویی، این بهتانی بزرگ است‌///چرا هنگامی که آن را شنیدید نگفتید: «ما حق نداریم که به این سخن تکلم کنیم؛ خداوندا منزهی تو، این بهتان بزرگی است»؟!///و چرا هنگامی که شنیدیدش نگفتید نرسد ما را که سخن رانیم بدین منزهی تو خدایا این است تهمتی بزرگ‌///و چرا وقتی آن را شنیدید نگفتید: «برای ما سزاوار نیست که در این (بهتان) سخن گوییم. خدایا تو منزهی. این بهتانی بزرگ است.» quran_en_fa Allah doth admonish you, that ye may never repeat such (conduct), if ye are (true) Believers. خدا شما را اندرز می‌دهد که اگر ایمان دارید، هرگز مانند آن را [در حق کسی] تکرار نکنید.///خدا شما را اندرز می‌دهد که اگر ایمان دارید، هرگز مانند آن را [در حق کسی] تکرار نکنید.///خدا شما را اندرز مى‌دهد که اگر از مؤمنان هستید، بار دیگر گرد چنان کارى مگردید.///خدا شما را اندرز مى‌دهد که دیگر هیچ‌گاه، نظیر آن را تکرار نکنید اگر مؤمنید///خدا اندرزتان مى‌دهد که هیچ گاه دیگر مثل آن را -اگر مؤمنید- تکرار نکنید.///خداوند شما را اندرز مى‌دهدکه اگر ایمان دارید، هرگز امثال این تهمت‌ها را تکرار نکنید.///خدا به شما (مؤمنان) موعظه و اندرز می‌کند که زنهار دیگر گرد این چنین سخن نگردید اگر اهل ایمانید.///خداوند اندرزتان می‌دهد که اگر مؤمن هستید، هرگز مانند آن را تکرار مکنید///خداوند شما را اندرز می‌دهد که هرگز چنین کاری را تکرار نکنید اگر ایمان دارید!///اندرز دهد شما را خدا نبادا بازگردید به مانند آن هیچگاه اگر هستید مؤمنان‌///خدا اندرزتان می‌دهد که (مبادا) هیچ‌گاه به همانند آن - اگر مؤمن بوده‌اید - برگشت کنید. quran_en_fa And Allah makes the Signs plain to you: for Allah is full of knowledge and wisdom. و خدا آیات [خود] را برای شما بیان می‌کند، و خدا دانا و حکیم است.///و خدا آیات [خود] را برای شما بیان می‌کند، و خدا دانا و حکیم است.///خدا آیات را براى شما بیان مى‌کند. و خدا دانا و حکیم است.///و خدا براى شما آیات را بیان مى‌کند و خداى داناى حکیم است///و خدا براى شما آیات [خود] را بیان مى‌کند، و خدا داناى سنجیده‌کار است.///خداوند براى شما آیات خود را بیان مى‌کند. و او دانا و حکیم است.///و خدا آیات خود را برای شما بیان می‌کند، و او (به حقایق امور و سرائر خلق) دانا و (به مصالح بندگان و نظام عالم کاملا) آگاه است.///و خداوند آیاتش را برای شما روشن می‌گرداند و خداوند دانای فرزانه است‌///و خداوند آیات را برای شما بیان می‌کند، و خدا دانا و حکیم است.///و آشکار سازد خدا برای شما آیتها را و خدا است دانای حکیم‌///و خدا برای شما نشانه‌ها (ی ربانی) را بیان می‌کند. و خدا بسی دانای سنجیده‌کار است. quran_en_fa Those who love (to see) scandal published broadcast among the Believers, will have a grievous Penalty in this life and in the Hereafter: Allah knows, and ye know not. کسانی که دوست دارند کارهای بسیار زشت [مانند آن تهمت بزرگ] در میان اهل ایمان شایع شود، در دنیا و آخرت عذابی دردناک خواهند داشت، و خدا [آنان را] می‌شناسد و شما نمی‌شناسید.///کسانی که دوست دارند کارهای بسیار زشت [مانند آن تهمت بزرگ] در میان اهل ایمان شایع شود، در دنیا و آخرت عذابی دردناک خواهند داشت، و خدا [آنان را] می‌شناسد و شما نمی‌شناسید.///براى کسانى که دوست دارند در باره مؤمنان تهمت زنا شایع شود، در دنیا و آخرت عذابى دردآور مهیاست. خدا مى‌داند و شما نمى‌دانید.///کسانى که دوست دارند زشتکارى در حق مؤمنان شایع شود، براى آنها در دنیا و آخرت عذابى پردرد خواهد بود، و خدا مى‌داند و شما نمى‌دانید///کسانى که دوست دارند که زشتکارى در میان آنان که ایمان آورده‌اند، شیوع پیدا کند، براى آنان در دنیا و آخرت عذابى پر درد خواهد بود، و خدا [ست که‌] مى‌داند و شما نمى‌دانید.///کسانى که دوست دارند فحشا و زشتى‌ها در میان اهل ایمان فاش و آشکار شود، در دنیا و آخرت برای آنها عذاب دردناکى است. و خداوند [عواقب آن را] مى‌داند، و شما نمى‌دانید.///آنان که (چون عبد الله ابی سلول و منافقان دیگر) دوست می‌دارند که در میان اهل ایمان کار منکری اشاعه و شهرت یابد آنها را در دنیا و آخرت عذابی دردناک خواهد بود و خدا (فتنه‌گری و دروغشان را) می‌داند و شما نمی‌دانید.///کسانی که خوش دارند که بدنامی در حق مؤمنان شایع گردد، در دنیا و آخرت عذابی دردناک دارند و خداوند [حقایق را] می‌داند و شما نمی‌دانید///کسانی که دوست دارند زشتیها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکی برای آنان در دنیا و آخرت است؛ و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید!///همانا آنان که دوست دارند که فراوان (یا فاش) شود فحشاء در آنان که ایمان آوردند ایشان را است عذابی دردناک در دنیا و آخرت و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید///بی‌گمان آنان که دوست دارند تا زشتکاری تجاوزگر در میان کسانی که ایمان آورده‌اند، فرا‌گیر شود، برایشان در دنیا و آخرت عذابی پر درد است. و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید. quran_en_fa Were it not for the grace and mercy of Allah on you, and that Allah is full of kindness and mercy, (ye would be ruined indeed). و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، و اینکه خدا رؤوف و مهربان است [به کیفرهای بسیار سختی دچار می‌شدید.]///و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، و اینکه خدا رؤوف و مهربان است [به کیفرهای بسیار سختی دچار می‌شدید.]///چه مى‌شد اگر فضل و رحمتى که خدا به شما ارزانى داشته است نمى‌بود؟ و اگر نه این بود که خدا مهربان و بخشاینده است؟///و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، و این که خدا رئوف و مهربان است [هلاک مى‌شدید]///و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود و اینکه خدا رئوف و مهربان است [مجازات سختى در انتظارتان بود].///و اگر فضل و رحمت الهى بر شما نبود و این که خداوند رئوف و مهربان است [شما را سخت کیفر مى‌داد].///و اگر فضل و رحمت خدا و رأفت و مهربانی او شامل حال شما (مؤمنان) نبود (در عقاب گناهتان تعجیل کردی و توبه نپذیرفتی).///و اگر بخشایش و رحمت الهی در حق شما نبود و اینکه خداوند رئوف و مهربان است [شما را سخت کیفر می‌داد]///و اگر فضل و رحمت الهی شامل حال شما نبود و اینکه خدا مهربان و رحیم است (مجازات سختی دامانتان را می‌گرفت)!///و اگر نبود فضل خدا بر شما و رحمتش و آنکه خدا است رحمت‌آرنده مهربان‌///و اگر فضل و رحمت خدا بر (سروسامان) تان نبود و اینکه خدا رئوف رحمتگر بر ویژگان است (فضیحت ومجازات سختی در انتظارتان بود). quran_en_fa O ye who believe! follow not Satan's footsteps: if any will follow the footsteps of Satan, he will (but) command what is shameful and wrong: and were it not for the grace and mercy of Allah on you, not one of you would ever have been pure: but Allah doth purify whom He pleases: and Allah is One Who hears and knows (all things). ای مؤمنان! از گام‌های شیطان پیروی نکنید؛ و هر که از گام‌های شیطان پیروی کند [هلاک می‌شود] زیرا شیطان به کار بسیار زشت و عمل ناپسند فرمان می‌دهد؛ و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، هرگز احدی از شما [از عقاید باطل و اعمال و اخلاق ناپسند] پاک نمی‌شد، ولی خدا هر که را بخواهد پاک می‌کند؛ و خدا شنوا و داناست.///ای مؤمنان! از گام‌های شیطان پیروی نکنید؛ و هر که از گام‌های شیطان پیروی کند [هلاک می‌شود] زیرا شیطان به کار بسیار زشت و عمل ناپسند فرمان می‌دهد؛ و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، هرگز احدی از شما [از عقاید باطل و اعمال و اخلاق ناپسند] پاک نمی‌شد، ولی خدا هر که را بخواهد پاک می‌کند؛ و خدا شنوا و داناست.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، پاى به جاى پاى شیطان مگذارید. و هر که پاى به جاى پاى شیطان گذارد، بداند که او به فحشا و منکر فرمان مى‌دهد. و اگر فضل و رحمتى که خدا بر شما ارزانى داشته است نمى‌بود، هیچ یک از شما هرگز روى پاکى نمى‌دید. ولى خدا هر کس را که بخواهد پاکیزه مى‌سازد. و خدا شنوا و داناست.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از گام‌هاى شیطان پیروى نکنید، و هر کس پیروى گام‌هاى شیطان کند، [بداند که‌] او قطعا به فحشا و منکر امر مى‌کند. و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود، هرگز کسى از شما پاک نمى‌شد، ولى خداست که هر کس را بخواهد پاک مى‌گرداند، و خد///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، پاى از پى گامهاى شیطان منهید، و هر کس پاى بر جاى گامهاى شیطان نهد [بداند که‌] او به زشتکارى و ناپسند وامى‌دارد، و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود، هرگز هیچ کس از شما پاک نمى‌شد، ولى [این‌] خداست که هر کس را بخواهد پاک مى‌گرداند و خدا [ست که‌] شنواى داناست.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! گام‌هاى شیطان را پیروى نکنید. و هر کس پیرو گام‌هاى شیطان شود، [گمراه مى‌شود، زیرا] او به فحشا و منکر فرمان مى‌دهد. و اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود، هرگز هیچ یک از شما پاک نمى‌شد؛ ولى خداوند هر کس را بخواهد، پاک مى‌سازد. و خداوند شنوا و داناست.///ای کسانی که ایمان آورده‌اید، زنهار پیروی شیطان مکنید، که هر کس قدم به قدم از پی شیطان رفت او به کار زشت منکر وامی‌دارد، و اگر فضل و رحمت خدا شامل شما نبود احدی از شما (از گناه و زشتی) پاک و پاکیزه نشدی، لیکن خدا هر کس را می‌خواهد منزه و پاک می‌گرداند، و خدا شنوا و داناست.///ای مؤمنان از گامهای شیطان پیروی مکنید و هر کس از گامهای شیطان پیروی کند [بداند که‌] او به ناشایستی و نابکاری فرمان می‌دهد، و اگر بخشایش و رحمت الهی در حق شما نبود، هیچ‌یک از شما هرگز پاکدل نمی‌شد، ولی خداوند است که هر کس را بخواهد پاکدل می‌سازد و خداوند شنوای داناست‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از گامهای شیطان پیروی نکنید! هر کس پیرو شیطان شود (گمراهش می‌سازد، زیرا) او به فحشا و منکر فرمان می‌دهد! و اگر فضل و رحمت الهی بر شما نبود، هرگز احدی از شما پاک نمی‌شد؛ ولی خداوند هر که را بخواهد تزکیه می‌کند، و خدا شنوا و داناست!///ای آنان که ایمان آوردید پیروی نکنید گامهای شیطان را و هرکه پیروی کند گامهای شیطان را همانا او امر کند به فحشاء و ناپسند و اگر نبود فضل خدا بر شما و رحمتش پاک نمی‌شد از شما کسی هیچگاه و لیکن خدا پاک سازد هر که را که خواهد و خدا است شنوای دانا///هان ای کسانی که ایمان آورد‌ید! گام‌های شیطان را پیروی مکنید و هر کس گام‌های شیطان را پیروی کند همواره او [: شیطان] به زشتکاری متجاوز و کاری ناپسند وامی‌دارد. و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود، هرگز هیچ کس از شما پاک نمی‌شد. ولی خداست که هر کس را بخواهد پاک می‌گرداند. و خدا بس شنوای بسیار داناست. quran_en_fa Let not those among you who are endued with grace and amplitude of means resolve by oath against helping their kinsmen, those in want, and those who have left their homes in Allah's cause: let them forgive and overlook, do you not wish that Allah should forgive you? For Allah is Oft-Forgiving, Most Merciful. و از میان شما کسانی که دارندگان ثروت و گشایش مالی هستند، نباید سوگند یاد کنند که از انفاق مال به خویشاوندان و تهی دستان و مهاجران در راه خدا دریغ ورزند، و باید [بدی آنان را که برای شما مؤمنان توانگر سبب خودداری از انفاق شده] عفو کنند و از مجازات درگذرند؛ آیا دوست نمی‌دارید خدا شما را بیامرزد؟ [اگر دوست دارید، پس شما هم دیگران را مورد عفو و گذشت قرار دهید]؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///و از میان شما کسانی که دارندگان ثروت و گشایش مالی هستند، نباید سوگند یاد کنند که از انفاق مال به خویشاوندان و تهی دستان و مهاجران در راه خدا دریغ ورزند، و باید [بدی آنان را که برای شما مؤمنان توانگر سبب خودداری از انفاق شده] عفو کنند و از مجازات درگذرند؛ آیا دوست نمی‌دارید خدا شما را بیامرزد؟ [اگر دوست دارید، پس شما هم دیگران را مورد عفو و گذشت قرار دهید]؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///توانگران و آنان که گشایشى در کار آنهاست، نباید سوگند بخورند که به خویشاوندان و مسکینان و مهاجران در راه خدا چیزى ندهند. باید ببخشند و ببخشایند. آیا نمى‌خواهید که خدا شما را بیامرزد؟ و خداست آمرزنده مهربان.///و صاحبان بخشش و توانگران شما نباید از دادن [مال‌] به خویشاوندان و تهیدستان و مهاجران راه خدا کوتاهى کنند، و باید عفو کنند و چشم بپوشند. مگر دوست ندارید که خدا شما را بیامرزد؟ و خدا آمرزنده‌ى مهربان است///و سرمایه‌داران و فراخ‌دولتان شما نباید از دادن [مال‌] به خویشاوندان و تهیدستان و مهاجران راه خدا دریغ ورزند، و باید عفو کنند و گذشت نمایند. مگر دوست ندارید که خدا بر شما ببخشاید؟ و خدا آمرزنده مهربان است.///آنها که از میان شما داراى برترى [مالى] و وسعت زندگى هستند، نباید سوگند بخورند که به نزدیکان و مستمندان و مهاجران در راه خدا چیزى ندهند؛ بلکه باید [آنان را] ببخشند و از آنان درگذرند. آیا دوست ندارید که خداوند شما را ببخشد؟ و خداوند آمرزنده و مهربان است.///و نباید صاحبان ثروت و نعمت از شما درباره خویشاوندان خود و در حق مسکینان و مهاجران راه خدا از بخشش و انفاق کوتاهی کنند، باید مؤمنان عفو و صفح پیشه کنند و از بدیها درگذرند، آیا دوست نمی‌دارید که خدا هم در حق شما مغفرت (و احسان) فرماید؟ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///و متمکنان و توانگران شما نباید سوگند بخورند که به خویشاوندان و بینوایان و مهاجران [بی‌چیز] در راه خدا بخشش نکنند، و باید که عفو کنند و درگذرند، آیا دوست ندارید که خداوند از شما درگذرد؟ و خدا آمرزگار مهربان است‌///آنها که از میان شما دارای برتری (مالی) و وسعت زندگی هستند نباید سوگند یاد کنند که از انفاق نسبت به نزدیکان و مستمندان و مهاجران در راه خدا دریغ نمایند؛ آنها باید عفو کنند و چشم بپوشند؛ آیا دوست نمی‌دارید خداوند شما را ببخشد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است!///و کوتاهی نکنند توانگران از شما و دارندگان گشایش که بدهند خویشاوندان و بینوایان و هجرت‌کنندگان را در راه خدا و باید عفو کنند و درگذرند آیا نمی‌خواهید (دوست ندارید) که بیامرزد خدا برای شما و خدا است آمرزنده مهربان‌///و صاحبان فضیلت از شما، نباید از دادن [: بخشش مالی] به نزدیکترین خویشاوندان و تهیدستان و مهاجران راه خدا دریغ ورزند و باید عفو کنند و همواره گذشت نمایند. مگر دوست ندارید که خدا برای شما بپوشد؟ و خدا بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa Those who slander chaste women, indiscreet but believing, are cursed in this life and in the Hereafter: for them is a grievous Penalty,- بی تردید کسانی که زنان عفیفه پاکدامن باایمان را [که از شدت ایمان از بی عفتی و گناه بی خبرند] متهم به زنا کنند، در دنیا و آخرت لعنت می‌شوند، و برای آنان عذابی برزگ است.///بی تردید کسانی که زنان عفیفه پاکدامن باایمان را [که از شدت ایمان از بی عفتی و گناه بی خبرند] متهم به زنا کنند، در دنیا و آخرت لعنت می‌شوند، و برای آنان عذابی برزگ است.///کسانى که بر آنان پاکدامن و بى‌خبر از فحشا و مؤمن تهمت زنا مى‌زنند، در دنیا و آخرت لعنت شده‌اند و برایشان عذابى است بزرگ،///بى‌گمان کسانى که به زنان پاکدامن بى‌خبر [از فحشا] و با ایمان، نسبت زنا مى‌دهند، در دنیا و آخرت لعنت شده‌اند و براى آنها عذابى سخت خواهد بود///بى‌گمان، کسانى که به زنان پاکدامن بى‌خبر [از همه جا] و با ایمان نسبت زنا مى‌دهند، در دنیا و آخرت لعنت شده‌اند، و براى آنها عذابى سخت خواهد بود،///کسانى که زنان پاکدامن باایمان را که [از شدت ایمان از بى‌عفتى] بى‌خبرند، متهم به فحشا کنند، در دنیا و آخرت از رحمت الهى دورند و براى آنان عذابى بزرگ است.///کسانی که به زنان باایمان عفیفه (مبرا و) بی‌خبر از کار بد تهمت زنند محققا در دنیا و آخرت ملعون و محروم از رحمت حق هستند و هم آنان به عذابی بزرگ معذب خواهند شد.///بی‌گمان کسانی که به زنان پاکدامن بی‌خبر مؤمن، تهمت زنا می‌زنند، در دنیا و آخرت ملعونند و عذابی سهمگین [در پیش‌] دارند///کسانی که زنان پاکدامن و بی‌خبر (از هرگونه آلودگی) و مؤمن را متهم می‌سازند، در دنیا و آخرت از رحمت الهی بدورند و عذاب بزرگی برای آنهاست.///همانا آنان که پرتاب کنند بسوی زنان پارسای بی‌خبر و مؤمن (آنان را به زنا متهم دارند) لعنت شوند در دنیا و آخرت و ایشان را است شکنجه‌ای بزرگ‌///بی‌گمان، کسانی که به زنان پاکدامن بی‌خبر غافل باایمان نسبت (انحراف جنسی) می‌دهند، در دنیا و آخرت لعنت شده‌اند و برای آنان عذابی سخت است. quran_en_fa On the Day when their tongues, their hands, and their feet will bear witness against them as to their actions. [در] روزی که زبان‌ها و دست‌ها و پاهایشان بر ضد آنان به گناهانی که همواره انجام می‌دادند، شهادت دهند.///[در] روزی که زبان‌ها و دست‌ها و پاهایشان بر ضد آنان به گناهانی که همواره انجام می‌دادند، شهادت دهند.///روزى که زبانشان و دستهایشان و پاهایشان به زیانشان بر کارهایى که مى‌کرده‌اند شهادت دهند.///روزى که زبان‌ها و دست‌ها و پاهایشان بر ضد آنها در باره‌ى آنچه انجام مى‌دادند شهادت مى‌دهند///در روزى که زبان و دستها و پاهایشان، بر ضد آنان براى آنچه انجام مى‌دادند، شهادت مى‌دهند.///روزى که زبان‌ها و دست‌ها و پاهایشان، به آنچه همواره انجام مى‌دادند، به زیان آنان، گواهى مى‌دهند.///در روزی که زبان و دست و پای ایشان بر اعمال (ناشایسته) آنها گواهی دهد.///روزی که زبان و دست و پاهایشان بر آنها به کارهایی که کرده‌اند شهادت دهند///در آن روز زبانها و دستها و پاهایشان بر ضد آنها به اعمالی که مرتکب می‌شدند گواهی می‌دهد!///روزی که گواهی دهد بر ایشان زبانهاشان و دستهاشان و پاهاشان بدانچه بودند می‌کردند///روزی که زبان‌ها و دست‌ها و پاهایشان - بر ضد آنان - بدانچه انجام می‌داده‌اند، گواهی می‌دهند. quran_en_fa On that Day Allah will pay them back (all) their just dues, and they will realise that Allah is the (very) Truth, that makes all things manifest. در آن روز خدا کیفر به حق آنان را به طور کامل می‌دهد، و خواهند دانست که خدا همان حق آشکار است.///در آن روز خدا کیفر به حق آنان را به طور کامل می‌دهد، و خواهند دانست که خدا همان حق آشکار است.///آن روز که خدا جزایشان را به تمامى بدهد و بدانند که خدا حقیقت آشکار است.///آن روز خدا جزاى واقعى آنها را بى‌کم و کاست مى‌دهد، و مى‌فهمند که خداوند همان حق آشکار است///آن روز خدا جزاى شایسته آنان را به طور کامل مى‌دهد و خواهند دانست که خدا همان حقیقت آشکار است.///آن روز، خداوند جزاى حق آنان را بى‌کم و کاست خواهد داد. و آنان خواهند دانست که خداوند همان حقیقت آشکار است.///در آن روز خدا حساب و کیفر شایسته آنها را تمام و کامل خواهد پرداخت و خواهند دانست که خداوند حق آشکار است.///در چنین روزی خداوند جزای حقانی‌شان را به تمام و کمال بدهد و بدانند که خداوند بر حق آشکار است‌///آن روز، خداوند جزای واقعی آنان را بی‌کم و کاست می‌دهد؛ و می‌دانند که خداوند حق آشکار است!///در آن روز بپردازدشان خدا دین ایشان را حق و بدانند که خداوند است حق آشکار///در آن هنگام (و هنگامه)، خدا پاداش طاعت شایسته‌ی آنان را به‌طور کامل به ایشان می‌دهد و (آنان) می‌دانند که خدا همواره، (هم) او تمام حقیقت روشنگر است. quran_en_fa Women impure are for men impure, and men impure for women impure and women of purity are for men of purity, and men of purity are for women of purity: these are not affected by what people say: for them there is forgiveness, and a provision honourable. زنان پلید برای مردان پلید و مردان پلید برای زنان پلیدند، و زنان پاک برای مردان پاک و مردان پاک برای زنان پاک اند، این پاکان از سخنان ناروایی که [تهمت زنندگان] درباره آنان می‌گویند، مبرا و پاک هستند، برای آنان آمرزش و رزق نیکویی است.///زنان پلید برای مردان پلید و مردان پلید برای زنان پلیدند، و زنان پاک برای مردان پاک و مردان پاک برای زنان پاک اند، این پاکان از سخنان ناروایی که [تهمت زنندگان] درباره آنان می‌گویند، مبرا و پاک هستند، برای آنان آمرزش و رزق نیکویی است.///زنان ناپاک براى مردان ناپاک و مردان ناپاک براى زنان ناپاک و زنان پاک براى مردان پاک و مردان پاک براى زنان پاک. آنها از آنچه در باره‌شان مى‌گویند منزهند. آمرزش و رزق نیکو براى آنهاست.///زنان پلید براى مردان پلید و مردان پلید براى زنان پلیدند، و زنان پاک براى مردان پاک و مردان پاک براى زنان پاک‌اند. آنها از آنچه (تهمت زنا) در باره‌شان مى‌گویند برکنارند. براى آنها آمرزش و رزقى کریمانه خواهد بود///زنان پلید براى مردان پلیدند، و مردان پلید براى زنان پلید. و زنان پاک براى مردان پاکند، و مردان پاک براى زنان پاک. اینان از آنچه در باره ایشان مى‌گویند بر کنارند، براى آنان آمرزش و روزى نیکو خواهد بود.///زنان پلید، سزاوار مردان پلیدند، و مردان پلید، سزاوار زنان پلید. زنان پاک، براى مردان پاکند، و مردان پاک، براى زنان پاک. آنان از آنچه درباره‌ی آنها مى‌گویند، برکنارند. و براى آنان آمرزش و روزى نیکویى است.///زنان بدکار و ناپاک شایسته مردانی بدین وصفند و مردان زشتکار و ناپاک نیز شایسته زنانی بدین صفتند و (بالعکس) زنان پاکیزه نیکو لا یق مردانی چنین و مردان پاکیزه نیکو لایق زنانی همین گونه‌اند، و این پاکیزگان از سخنان بهتانی که ناپاکان درباره آنان گویند منزهند و بر ایشان آمرزش و رزق نیکوست.///زنان پلید برای مردان پلیدند، و مردان پلید برای زنان پلید، و زنان پاک برای مردان پاکند و مردان پاک برای زنان پاک، اینانند که از آنچه [شایعه افکنان‌] در حقشان می‌گویند بری و برکنار هستند، و از مغفرت الهی و روزی ارزشمند برخوردارند///زنان ناپاک از آن مردان ناپاکند، و مردان ناپاک نیز به زنان ناپاک تعلق دارند؛ و زنان پاک از آن مردان پاک، و مردان پاک از آن زنان پاکند! اینان از نسبتهای ناروایی که (ناپاکان) به آنان می‌دهند مبرا هستند؛ و برای آنان آمرزش (الهی) و روزی پرارزشی است!///زنان پلید برای مردان پلیدند و مردان پلید برای زنان پلیدند و زنان پارسا (پاک) برای مردان پاکند و مردان پاک برای زنان پاکند آنان بیزارند از آنچه گویند ایشان را است آمرزشی و روزیی گرامی‌///پلید‌ی‌ها برای پلیدان و پلیدان برای پلیدی‌‌ها و پاکیزه‌ها برای پاکیزگان و پاکیزگان برای پاکیزه‌هایند. اینان از آنچه (دیگران) درباره‌ی ایشان می‌گویند برکنارند و برای آنان پوشش و روزی‌ای نیکو و باکرامت است. quran_en_fa O ye who believe! enter not houses other than your own, until ye have asked permission and saluted those in them: that is best for you, in order that ye may heed (what is seemly). ای اهل ایمان! به خانه هایی غیر از خانه‌های خودتان وارد نشوید تا آنکه اجازه بگیرید، و بر اهل آنها سلام کنید، [رعایت] این [امور اخلاقی] برای شما بهتر است، باشد که متذکر شوید.///ای اهل ایمان! به خانه هایی غیر از خانه‌های خودتان وارد نشوید تا آنکه اجازه بگیرید، و بر اهل آنها سلام کنید، [رعایت] این [امور اخلاقی] برای شما بهتر است، باشد که متذکر شوید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، به خانه‌اى غیر از خانه خود، بى آنکه اجازت طلبیده و بر ساکنانش سلام کرده باشید، داخل مشوید. این براى شما بهتر است، باشد که پند گیرید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! به خانه‌هایى که خانه‌هاى شما نیست، [سرزده‌] داخل نشوید، تا آشنایى دهید و اجازه خواهید و بر اهل آن سلام کنید. این براى شما بهتر است، باشد که پند گیرید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، به خانه‌هایى که خانه‌هاى شما نیست داخل مشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام گویید. این براى شما بهتر است، باشد که پند گیرید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! به خانه‌هایى که منزل شما نیست، پیش از آنکه اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام کنید، وارد نشوید. این براى شما بهتر است. شاید پند گیرید.///ای اهل ایمان، هرگز به هیچ خانه مگر خانه‌های خودتان تا با صاحبش انس و اجازه ندارید وارد نشوید و (چون رخصت یافته و داخل شوید) به اهل آن خانه نخست سلام کنید که این (ورود با اجازه و تحیت، برای حسن معاشرت و ادب انسانیت) شما را بسی بهتر است، باشد که متذکر (شئون یکدیگر و حافظ آداب رفاقت) شوید.///ای مؤمنان به خانه‌هایی جز خانه‌های خودتان وارد نشوید، مگر آنکه آشنایی دهید و اجازه گیرید و بر اهل آنها سلام کنید این به خیر شماست، باشد که پند پذیرید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! در خانه‌هایی غیر از خانه خود وارد نشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن خانه سلام کنید؛ این برای شما بهتر است؛ شاید متذکر شوید!///ای آنان که ایمان آوردید درون نشوید خانه‌هائی را جز خانه‌های خویش تا آشنا شوید و سلام کنید بر اهلش این بهتر است برای شما شاید یاد آورید///هان ای کسانی که ایمان آوردید! در خانه‌هایی غیر از خانه‌های خودتان داخل نشوید، تا (با آنان) انس (و اجازه‌ای) بگیرید. و بر اهل آن (خانه) ها سلام گویید. این (کارتان) برایتان خوب است. شاید شما متذکر شوید. quran_en_fa If ye find no one in the house, enter not until permission is given to you: if ye are asked to go back, go back: that makes for greater purity for yourselves: and Allah knows well all that ye do. نهایتا اگر کسی را در آنها نیافتید، پس وارد آن نشوید تا به شما اجازه دهند، و اگر به شما گویند: برگردید، پس برگردید که این برای شما پاکیزه‌تر است، و خدا به آنچه انجام می‌دهید، داناست.///نهایتا اگر کسی را در آنها نیافتید، پس وارد آن نشوید تا به شما اجازه دهند، و اگر به شما گویند: برگردید، پس برگردید که این برای شما پاکیزه‌تر است، و خدا به آنچه انجام می‌دهید، داناست.///و اگر در خانه، کسى را نیافتید، داخل مشوید تا شما را رخصت دهند. و اگر گویند: بازگردید؛ بازگردید. این برایتان پاکیزه‌تر است. و خدا به هر کارى که مى‌کنید آگاه است.///و اگر در خانه کسى را نیافتید، داخل آن نشوید تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد: برگردید، برگردید، که آن براى شما پاکیزه‌تر است، و خدا به آنچه انجام مى‌دهید داناست///و اگر کسى را در آن نیافتید، پس داخل آن مشوید تا به شما اجازه داده شود؛ و اگر به شما گفته شد: «برگردید» برگردید، که آن براى شما سزاوارتر است، و خدا به آنچه انجام مى‌دهید داناست.///پس اگر کسى را در خانه نیافتید، وارد آنجا نشوید، تا آنکه به شما اجازه‌ى ورود داده شود. و اگر به شما گفته شد: «برگردید!» پس برگردید [و آزرده نشوید]. این براى پاک‌تر ماندن شما [بهتر] است. و خداوند به عملکرد شما آگاه است.///و اگر کسی را نیافتید باز وارد نشوید تا اجازه یابید، و چون (به خانه‌ای درآمدید و) گفتند: برگردید، به زودی بازگردید که این برای تنزیه و پاکی شما بهتر است، و خدا به هر چه می‌کنید داناست.///و اگر کسی را در آنها نیافتید، وارد نشوید، تا آنکه به شما اجازه داده شود، و اگر به شما گفته شد برگردید، برگردید که برای شما پاکیزه‌تر است، و خداوند به آنچه می‌کنید داناست‌///و اگر کسی را در آن نیافتید، وارد نشوید تا به شما اجازه داده شود؛ و اگر گفته شد: «بازگردید!» بازگردید؛ این برای شما پاکیزه‌تر است؛ و خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است!///و اگر نیافتید در آنها کسی را پس درنیائید در آنها تا اذن داده شوید و اگر گفته شد به شما بازگردید پس بازگردید آن پاکتر است برای شما و خدا بدانچه کنید دانا است‌///پس اگر کسی را در آن خانه‌ها نیافتید، داخل آنها نشوید تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد «برگردید»، برگردید، (که) آن (برگشتن) برای شما پاکیزه‌تر است. و خدا به آنچه انجام می‌دهید بسی داناست. quran_en_fa It is no fault on your part to enter houses not used for living in, which serve some (other) use for you: And Allah has knowledge of what ye reveal and what ye conceal. و بر شما گناهی نیست که به خانه‌های غیر مسکونی که در آنها کالا و متاع و سودی دارید وارد شوید، و خدا آنچه را آشکار می‌کنید و آنچه را پنهان می‌دارید، می‌داند.///و بر شما گناهی نیست که به خانه‌های غیر مسکونی که در آنها کالا و متاع و سودی دارید وارد شوید، و خدا آنچه را آشکار می‌کنید و آنچه را پنهان می‌دارید، می‌داند.///بر شما گناهى نیست اگر به خانه‌هاى غیر مسکون که متاعى در آن دارید داخل شوید. هر چه را آشکار سازید یا پنهان دارید خدا به آن آگاه است.///بر شما گناهى نیست که به خانه‌هاى غیر مسکونى [و اماکن عمومى‌] که کالایى در آن دارید داخل شوید، و خدا آنچه را عیان کنید و آنچه را نهان دارید مى‌داند///بر شما گناهى نیست که به خانه‌هاى غیرمسکونى -که در آنها براى شما استفاده‌اى است- داخل شوید، و خدا آنچه را آشکار و آنچه را پنهان مى‌دارید مى‌داند.///بر شما گناهى نیست که به منازل غیر مسکونى که در آن کالایى دارید، وارد شوید. و خداوند به آنچه آشکار یا پنهان مى‌کنید، آگاه است.///باکی بر شما نیست که به خانه غیر مسکونی که در آن متاعی دارید (بی‌اجازه) در آیید، و (بدانید که) خدا به همه کار آشکار و پنهان شما آگاه است.///بر شما گناهی نیست که وارد خانه‌های غیر مسکونی شوید که در آنجا کالایی از آن شما هست، و خداوند آنچه آشکار می‌دارید و آنچه پنهان می‌دارید، می‌داند///(ولی) گناهی بر شما نیست که وارد خانه‌های غیر مسکونی بشوید که در آن متاعی متعلق به شما وجود دارد؛ و خدا آنچه را آشکار می‌کنید و آنچه را پنهان می‌دارید، می‌داند!///نیست بر شما باکی که درآئید به خانه‌های غیر مسکونی (تهی از کسان) که در آنها است کالا یا بهره‌ای برای شما و خدا می‌داند آنچه را آشکار کنید و آنچه را نهان دارید///بر شما گناهی نیست که به خانه‌هایی غیر مسکونی [: عمومی] - که در آنها برای شما متاعی است - در آیید. و خدا آنچه را آشکار می‌کنید و آنچه را پنهان می‌دارید می‌داند. quran_en_fa Say to the believing men that they should lower their gaze and guard their modesty: that will make for greater purity for them: And Allah is well acquainted with all that they do. به مردان مؤمن بگو: چشمان خود را [از آنچه حرام است مانند دیدن زنان نامحرم و عورت دیگران] فرو بندند، و شرمگاه خود را حفظ کنند، این برای آنان پاکیزه‌تر است، قطعا خدا به کارهایی که انجام می‌دهند، آگاه است.///به مردان مؤمن بگو: چشمان خود را [از آنچه حرام است مانند دیدن زنان نامحرم و عورت دیگران] فرو بندند، و شرمگاه خود را حفظ کنند، این برای آنان پاکیزه‌تر است، قطعا خدا به کارهایی که انجام می‌دهند، آگاه است.///به مردان مؤمن بگو که چشمان خویش فروگیرند و شرمگاه خود نگه دارند. این برایشان پاکیزه‌تر است. زیرا خدا به کارهایى که مى‌کنند آگاه است.///به مردان با ایمان بگو: دیده [از نامحرم‌] فرونهند و پاکدامنى خود را حفظ کنند، که این براى آنها پاکیزه‌تر است. همانا خدا به آنچه مى‌کنند آگاه است///به مردان با ایمان بگو: «دیده فرو نهند و پاکدامنى ورزند، که این براى آنان پاکیزه‌تر است، زیرا خدا به آنچه مى‌کنند آگاه است.»///به مردان مؤمن بگو: چشم‌هاى خود را [از نگاه به نامحرمان] فروگیرند، و دامان خود را [از آلودگی] حفظ نمایند. این براى پاک‌تر ماندن آنان [بهتر] است. خداوند به آنچه مى‌کنند، آگاه است.///(ای رسول ما) مردان مؤمن را بگو تا چشمها (از نگاه ناروا) بپوشند و فروج و اندامشان را (از کار زشت با زنان) محفوظ دارند که این بر پاکیزگی (جسم و جان) آنان اصلح است، و البته خدا به هر چه کنید کاملا آگاه است.///به مردان مؤمن بگو دیدگان [از نظر بازی‌] فرو گذارند، و ناموسشان را محفوظ بدارند، این برای آنان پاکیزه‌تر است، بی‌گمان خداوند به آنچه می‌کنند آگاه است‌///به مؤمنان بگو چشمهای خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند، و عفاف خود را حفظ کنند؛ این برای آنان پاکیزه‌تر است؛ خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است!///بگو به مؤمنان بپوشند دیدگان خود را و نگاه دارند فرجهای خود را آن پاکتر است برای ایشان همانا خدا آگاه است بدانچه می‌سازند///به مردان باایمان بگو (که عورت‌های دیگران را) از دیده‌هاشان فرو نهند و عورت‌های خودشان را (از دیدگان دیگران) نگهبانی کنند. این برای آنان پاکیزه‌تر است. به‌راستی خدا به آنچه می‌کنند بسی آگاه است. quran_en_fa And say to the believing women that they should lower their gaze and guard their modesty; that they should not display their beauty and ornaments except what (must ordinarily) appear thereof; that they should draw their veils over their bosoms and not display their beauty except to their husbands, their fathers, their husband's fathers, their sons, their husbands' sons, their brothers or their brothers' sons, or their sisters' sons, or their women, or the slaves whom their right hands possess, or male servants free of physical needs, or small children who have no sense of the shame of sex; and that they should not strike their feet in order to draw attention to their hidden ornaments. And O ye Believers! turn ye all together towards Allah, that ye may attain Bliss. و به زنان باایمان بگو: چشمان خود را از آنچه حرام است فرو بندند، و شرمگاه خود را حفظ کنند، و زینت خود را [مانند لباس‌های زیبا، گوشواره و گردن بند] مگر مقداری که [طبیعتا مانند انگشتر و حنا و سرمه، بر دست و صورت] پیداست [در برابر کسی] آشکار نکنند، و [برای پوشاندن گردن و سینه] مقنعه‌های خود را به روی گریبان هایشان بیندازند، و زینت خود را آشکار نکنند مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدران شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران شوهرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان [هم کیش خود] شان، یا بردگان زر خریدشان، یا خدمتکارانشان از مردانی که ساده لوح و کم عقل اند و نیاز شهوانی حس نمی‌کنند، یا کودکانی که [به سن تمیز دادن خوب و بد نسبت به امیال جنسی] نرسیده‌اند. و زنان نباید پاهایشان را [هنگام راه رفتن آن گونه] به زمین بزنند تا آنچه از زینت هایشان پنهان می‌دارند [به وسیله نامحرمان] شناخته شود. و [شما] ای مؤمنان! همگی به سوی خدا بازگردید تا رستگار شوید.///و به زنان باایمان بگو: چشمان خود را از آنچه حرام است فرو بندند، و شرمگاه خود را حفظ کنند، و زینت خود را [مانند لباس‌های زیبا، گوشواره و گردن بند] مگر مقداری که [طبیعتا مانند انگشتر و حنا و سرمه، بر دست و صورت] پیداست [در برابر کسی] آشکار نکنند، و [برای پوشاندن گردن و سینه] مقنعه‌های خود را به روی گریبان هایشان بیندازند، و زینت خود را آشکار نکنند مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدران شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران شوهرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان [هم کیش خود] شان، یا بردگان زر خریدشان، یا خدمتکارانشان از مردانی که ساده لوح و کم عقل اند و نیاز شهوانی حس نمی‌کنند، یا کودکانی که [به سن تمیز دادن خوب و بد نسبت به امیال جنسی] نرسیده‌اند. و زنان نباید پاهایشان را [هنگام راه رفتن آن گونه] به زمین بزنند تا آنچه از زینت هایشان پنهان می‌دارند [به وسیله نامحرمان] شناخته شود. و [شما] ای مؤمنان! همگی به سوی خدا بازگردید تا رستگار شوید.///و به زنان مؤمن بگو که چشمان خویش فروگیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینتهاى خود را جز آن مقدار که پیداست آشکار نکنند و مقنعه‌هاى خود را تا گریبان فروگذارند و زینتهاى خود را آشکار نکنند، جز براى شوهر خود یا پدر خود یا پدر شوهر خود یا پسر خود یا پسر شوهر خود یا برادر خود یا پسر برادر خود، یا پسر خواهر خود یا زنان همکیش خود، یا بندگان خود، یا مردان خدمتگزار خود که رغبت به آن ندارند، یا کودکانى که از شرمگاه زنان بى‌خبرند. و نیز چنان پاى بر زمین نزنند تا آن زینت که پنهان کرده‌اند دانسته شود. اى مؤمنان، همگان به درگاه خدا توبه کنید، باشد که رستگار گردید.///و به زنان با ایمان بگو: دیدگان خود را [از نامحرم‌] فرو بندند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آنچه نمایان است [مانند دست و صورت‌] آشکار نسازند، و باید روسرى‌هاى خود را بر سینه‌هاى خویش فرو اندازند و زینت و آرایش خود را آشکار نکنند جز براى شو///و به زنان با ایمان بگو: «دیدگان خود را [از هر نامحرمى‌] فرو بندند و پاکدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعا از آن پیداست. و باید روسرى خود را بر گردن خویش [فرو] اندازند، و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [همکیش‌] خود یا کنیزانشان یا خدمتکاران مرد که [از زن‌] بى‌نیازند یا کودکانى که بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نکرده‌اند، آشکار نکنند؛ و پاهاى خود را [به گونه‌اى به زمین‌] نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته مى‌دارند معلوم گردد. اى مؤمنان، همگى [از مرد و زن‌] به درگاه خدا توبه کنید، امید که رستگار شوید.///و به زنان با ایمان بگو: چشم‌هاى خود را [از نگاه هوس‌آلود] فروگیرند، و دامان خود را [از آلودگی] حفظ نمایند. و زینت خود را، جز آن مقدار که [به طور طبیعى] نمایان است، آشکار نکنند. و مقنعه‌ى خود را بر گردنشان بیفکنند [تا علاوه بر سر، گردن و سینه‌ى آنان نیز پوشیده باشد]. و زینت خود را آشکار نکنند، مگر براى شوهرشان، یا پدرشان، یا پدرشوهر، یا پسرشان، یا پسرشوهرشان [که از همسر دیگر است]، یا برادرشان، یا پسربرادر، یا پسرخواهر، یا زنان [هم‌کیش] خود، یا آنچه را مالک شده‌اند [از کنیز و برده]، یا مردان سفیه که تمایل جنسى ندارند، یا کودکانى که از امور جنسى زنان آگاه نیستند. و نیز، [هنگام راه رفتن] پاى خود را به­گونه‌اى به زمین نکوبند که زیور پنهانشان دانسته شود. اى مؤمنان! همگى به سوى خدا بازگردید و به درگاه خدا توبه کنید، تا رستگار شوید.///و زنان مؤمن را بگو تا چشمها (از نگاه ناروا) بپوشند و فروج و اندامشان را (از عمل زشت) محفوظ دارند و زینت و آرایش خود جز آنچه قهرا ظاهر می‌شود (بر بیگانه) آشکار نسازند، و باید سینه و بر و دوش خود را به مقنعه بپوشانند و زینت و جمال خود را آشکار نسازند جز برای شوهران خود یا پدران یا پدران شوهر یا پسران خود یا پسران شوهر یا برادران خود یا پسران برادران و پسران خواهران خود یا زنان خود (یعنی زنان مسلمه) یا کنیزان ملکی خویش یا مردان اتباع خانواده که رغبت به زنان ندارند یا اطفالی که هنوز بر عورت و محارم زنان آگاه نیستند (و از غیر این اشخاص مذکور احتجاب و احتراز کنند) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود. و ای اهل ایمان، همه به درگاه خدا توبه کنید، باشد که رستگار شوید.///و به زنان مؤمن [هم‌] بگو دیدگانشان را فروگذارند و ناموسشان را محفوظ بدارند و زینتشان را جز آنچه از آن آشکار است، آشکار نکنند، روسریهایشان را بر گریبانهایشان بیندازند، و زینتشان را آشکار نکنند مگر بر شوهرشان یا پدرشان، یا پدران شوهرشان یا پسرانشان، یا پسران شوهرشان، یا برادرشان یا پسران برادرشان، یا پسران خواهرشان یا زنان [همکیش‌] شان، یا ملک یمینهایشان، یا غلامانی که نیازمند [به زن‌] نیستند، یا کودکانی که بر نهانیهای زنان آگاه نیستند، و بگو که چنان پای نکوبند تا زینتی که پنهان داشته‌اند، معلوم شود، و ای مؤمنان همگی به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار شوید///و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوس‌آلود) فروگیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را -جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند و (اطراف) روسری‌های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم‌کیششان، یا بردگانشان [=کنیزانشان‌]، یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند، یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند؛ و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود (و صدای خلخال که برپا دارند به گوش رسد). و همگی بسوی خدا بازگردید ای مؤمنان، تا رستگار شوید!///و بگو به زنان مؤمنه فروپوشند دیدگان خود را و نگه دارند فرجهای خود را و آشکار نسازند زیور خود را مگر آنچه نمایان است (یا برآمده است از آن) و باید بیفکند مقنعه‌های خود را بر گریبانهای خود و پدیدار نکنند زیور خویش را مگر برای شوهران خود یا پدران خود یا پدران شوهران خود یا فرزندان خود یا فرزندان شوهران خود یا برادران خود یا برادرزادگان خود یا خواهرزادگان خود یا زنان خود یا آنچه مالک است دستهای ایشان یا پیروانی که ندارندگان کامند (یا نیازند) از مردان یا کودکانی که چیره نشده‌اند بر عورتهای زنان و نکوبند زنان پایهای خود را تا دانسته شود آنچه نهان دارند از زیور خویش و بازگردید بسوی خدا همگی ای مؤمنان شاید رستگار شوید///و به زنان باایمان بگو (که) دیدگان خود را (از دیدن عورت‌های دیگران) فرو نهند و عورت‌هایشان را (از هر گونه نگرشی) حفظ کنند و زینت‌های خودشان را (برابر مردان نامحرم) نمایان نگردانند -مگر آنچه (که طبعا) از آنها پیدا بود- و باید روسری‌های خود را (بر سینه‌هاشان) فرونهند و زینتشان را جز برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدران شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران شوهرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان (خدمتگزار غیر مسلمان) شان، یا زرخریدهاشان، یا مردانی که در زندگی تابع و در حاشیه‌ی آنانند و نیاز جنسی (هم) ندارند، یا کودکانی که بر عورت‌های زنان سلطه‌ای حاصل نکرده‌اند (زینت‌های خود را) آشکار نکنند؛ و پاهای خود را (به گونه‌ای به زمین) نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته می‌دارند آشکار گردد. ای مؤمنان! همگان (از مردان و زنان) به خدا بازگشت کنید، شاید (خود و دیگران را) رستگار کنید. quran_en_fa Marry those among you who are single, or the virtuous ones among yourselves, male or female: if they are in poverty, Allah will give them means out of His grace: for Allah encompasseth all, and he knoweth all things. [مردان و زنان] بی همسرتان و غلامان و کنیزان شایسته خود را همسر دهید؛ اگر تهیدست اند، خدا آنان را از فضل خود بی نیاز می‌کند؛ و خدا بسیار عطا کننده و داناست.///[مردان و زنان] بی همسرتان و غلامان و کنیزان شایسته خود را همسر دهید؛ اگر تهیدست اند، خدا آنان را از فضل خود بی نیاز می‌کند؛ و خدا بسیار عطا کننده و داناست.///عزبهایتان را و غلامان و کنیزان خود را که شایسته باشند همسر دهید. اگر بینوا باشند خدا به کرم خود توانگرشان خواهد ساخت، که خدا گشایش‌دهنده و داناست.///و زنان و مردان مجرد خود و بردگان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید. اگر تنگدست باشند، خداوند آنها را به فضل خویش بى‌نیاز خواهد کرد، و خدا گشایشگر داناست///بى‌همسران خود، و غلامان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید. اگر تنگدستند، خداوند آنان را از فضل خویش بى‌نیاز خواهد کرد، و خدا گشایشگر داناست.///پسران و دختران بى‌همسر خود را همسر دهید. و [نیز] غلامان وکنیزان شایسته [ازدواج] را. [و از فقر نترسید که] اگر تنگدست باشند، خداوند از فضل خود بى‌نیازشان مى‌گرداند. خداوند، گشایشگر داناست.///و البته باید مردان بی‌زن و زنان بی‌شوهر و کنیزان و بندگان شایسته خود را به نکاح یکدیگر درآورید، اگر آن مردان و زنان فقیرند خدا به لطف و فضل خود آنان را بی‌نیاز و مستغنی خواهد فرمود و خدا رحمتش وسیع و نامتناهی و (به احوال بندگان) آگاه است.///و بی‌همسران خویش و بردگان و کنیزکان صالح خویش را به همسری [دیگران‌] دهید، و اگر تهیدست باشند خداوند از بخشش خویش آنان را توانگر می‌گرداند، و خداوند گشایشگر داناست‌///مردان و زنان بی‌همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را؛ اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی‌نیاز می‌سازد؛ خداوند گشایش‌دهنده و آگاه است!///و همسر گیرید زنان بی‌شوهر را از شما و شایستگان از بندگان و کنیزگان خویش را اگر باشند بینوایان بی‌نیازشان سازد خدا از فضل خود و خدا است گشایشمند دانا///و بی‌همسران از خود [: آزادان] را و غلامان و کنیزان شایسته‌تان را همسر دهید. اگر تنگدستند، خدا آنان را از فضل خویش بی‌نیاز می‌کند. و خدا گشایشگری بس داناست. quran_en_fa Let those who find not the wherewithal for marriage keep themselves chaste, until Allah gives them means out of His grace. And if any of your slaves ask for a deed in writing (to enable them to earn their freedom for a certain sum), give them such a deed if ye know any good in them: yea, give them something yourselves out of the means which Allah has given to you. But force not your maids to prostitution when they desire chastity, in order that ye may make a gain in the goods of this life. But if anyone compels them, yet, after such compulsion, is Allah, Oft-Forgiving, Most Merciful (to them), و کسانی که [وسیله] ازدواجی نمی‌یابند باید پاکدامنی پیشه کنند تا خدا آنان را از فضل خود توانگرشان سازد. و کسانی از بردگانتان که درخواست نوشتن قرارداد [برای فعالیت اقتصادی و پرداخت مبلغی به مالک خود برای آزاد شدن] دارند، اگر در آنان [برای عقد این قرارداد] شایستگی سراغ دارید با آنان قرارداد ببندید، و چیزی از مال خدا را که به شما عطا کرده است به آنان بدهید، و کنیزان خود را که می‌خواهند پاکدامن باشند، برای به دست آوردن متاع ناچیز و زودگذر زندگی دنیا به زنا وادار مکنید، و هر که آنان را وادار [به زنا] کند، به یقین خدا پس از مجبور شدنشان [نسبت به آنان] بسیار آمرزنده و مهربان است.///و کسانی که [وسیله] ازدواجی نمی‌یابند باید پاکدامنی پیشه کنند تا خدا آنان را از فضل خود توانگرشان سازد. و کسانی از بردگانتان که درخواست نوشتن قرارداد [برای فعالیت اقتصادی و پرداخت مبلغی به مالک خود برای آزاد شدن] دارند، اگر در آنان [برای عقد این قرارداد] شایستگی سراغ دارید با آنان قرارداد ببندید، و چیزی از مال خدا را که به شما عطا کرده است به آنان بدهید، و کنیزان خود را که می‌خواهند پاکدامن باشند، برای به دست آوردن متاع ناچیز و زودگذر زندگی دنیا به زنا وادار مکنید، و هر که آنان را وادار [به زنا] کند، به یقین خدا پس از مجبور شدنشان [نسبت به آنان] بسیار آمرزنده و مهربان است.///آنان که استطاعت زناشویى ندارند، باید پاکدامنى پیشه کنند تا خدا از کرم خویش توانگرشان گرداند. و از بندگانتان آنان که خواهان بازخریدن خویشند، اگر در آنها خیرى یافتید، بازخریدنشان را بپذیرید. و از آن مال که خدا به شما ارزانى داشته است به آنان بدهید. و کنیزان خود را اگر خواهند که پرهیزگار باشند به خاطر ثروت دنیوى به زنا وادار مکنید. هر کس که آنان را به زنا وادارد، خدا براى آن کنیزان که به اکراه بدان کار وادار گشته‌اند آمرزنده و مهربان است.///و کسانى که امکانات زناشویى نمى‌یابند، باید عفت بورزند تا خدا آنها را از کرم خویش بى‌نیاز گرداند. و از مملوکان شما، کسانى که خواستار مکاتبه [باز خرید] خویش هستند، اگر در آنها خیرى (توانایى) یافتید، قرار بازخرید آنها را بنویسید، و از مالى که خدا به شم///و کسانى که [وسیله‌] زناشویى نمى‌یابند، باید عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بى‌نیاز گرداند. و از میان غلامانتان، کسانى که در صددند با قرارداد کتبى، خود را آزاد کنند، اگر در آنان خیرى [و توانایى پرداخت مال‌] مى‌یابید، قرار بازخرید آنها را بنویسید، و از آن مالى که خدا به شما داده است به ایشان بدهید [تا تدریجا خود را آزاد کنند]، و کنیزان خود را -در صورتى که تمایل به پاکدامنى دارند- براى اینکه متاع زندگى دنیا را بجویید، به زنا وادار مکنید، و هر کس آنان را به زور وادار کند، در حقیقت، خدا پس از اجبار نمودن ایشان، [نسبت به آنها] آمرزنده مهربان است.///و کسانى که [امکان] ازدواج نمى‌یابند، پاکدامنى و عفت پیشه کنند، تا آن که خداوند از فضل و کرم خویش، آنان را بى‌نیاز کند. و هر کدام از غلامان و کنیزان شما که خواهان [قرارداد] بازخرید و آزادى [تدریجى] باشند، اگر در آنان خیر و شایستگى دیدید، تقاضاى آنان را بپذیرید [و براى آزاد شدن آنان،] از مالى که خدا به شما داده، به آنان بدهید. و کنیزان جوان خود را که تصمیم بر پاکدامنى دارند، به خاطر رسیدن به مال ناپایدار دنیا، به فحشا وادار نکنید، و هر کس آنان را [به فحشا] وادارد، البته خداوند براى آن کنیزان که به اکراه بدان کار وادار گشته‌اند، بخشنده‌ى مهربان است.///و آنان که وسیله نکاح نیابند باید عفت نفس پیشه کنند تا خدا آنها را به لطف و فضل خود بی‌نیاز گرداند. و از بردگانتان آنان که تقاضای مکاتبه کنند (یعنی خواهند که خود را از مولا به مبلغی مشروط یا مطلق خریداری کنند) تقاضای آنها را اگر خیر و صلاحی در ایشان مشاهده کنید بپذیرید و (برای کمک به آزاد شدن آنها) از مال خدا که به شما اعطا فرموده (به عنوان زکات و صدقات در وجه مال المکاتبه) به آنها بدهید، و کنیزکان خود را که مایلند به عفت، زنهار برای طمع مال دنیا جبرا به زنا وادار مکنید، که هر کس آنها را اکراه به زنا کند خدا در حق آنها که مجبور بودند بسیار آمرزنده و مهربان است (لیکن شما را که آنها را به زنا مجبور کنید به جای آنان عقاب خواهد کرد).///و کسانی که اسباب زناشویی نمی‌یابند، پاکدامنی ورزند، تا آنکه خداوند از بخشش خویش توانگرشان گرداند، و کسانی از ملک یمینهایتان که قصد بازخرید خویش را دارند، اگر در آنان خیری سراغ دارید، آنان را بازخرید کنید، و به آنان [برای کمک به بازخریدشان‌] از مال الهی [سهمی از زکات‌] که به شما بخشیده است، ببخشید، و کنیزکانتان را اگر عزم پاکدامنی دارند، به فحشا وادار مکنید که مال دنیا به دست آورید، و هر کس ایشان را اجبار کند، بداند که خداوند با توجه به اکراهشان، آمرزگار مهربان است‌///و کسانی که امکانی برای ازدواج نمی‌یابند، باید پاکدامنی پیشه کنند تا خداوند از فضل خود آنان را بی‌نیاز گرداند! و آن بردگانتان که خواستار مکاتبه [=قرار داد مخصوص برای آزاد شدن‌] هستند، با آنان قرار داد ببندید اگر رشد و صلاح در آنان احساس می‌کنید (که بعد از آزادی، توانایی زندگی مستقل را دارند)؛ و چیزی از مال خدا را که به شما داده است به آنان بدهید! و کنیزان خود را برای دستیابی متاع ناپایدار زندگی دنیا مجبور به خود فروشی نکنید اگر خودشان می‌خواهند پاک بمانند! و هر کس آنها را (بر این کار) اجبار کند، (سپس پشیمان گردد،) خداوند بعد از این اجبار آنها غفور و رحیم است! (توبه کنید و بازگردید، تا خدا شما را ببخشد!)///و باید خویشتن‌داری کنند (عفت ورزند) آنان که نمی‌یابند آمیزشی یا همسری تا بی‌نیازشان گرداند خدا از فضل خویش و آنان که خواستار مکاتبه هستند از آنچه دستهای شما مالک است پس مکاتبه کنید با ایشان اگر دانستید در ایشان خوبی را و دهیدشان از مال خدا که به شما داده است و وادار نکنید به ناخواه کنیزان خویش را به روسپی اگر خواهند خویشتن نگه‌داشتن را تا جوئید بهره زندگانی دنیا را و آنکو وادارشان کند همانا خداوند است پس از واداشتن آنان آمرزنده مهربان‌///و کسانی که (وسیله‌ی) زناشویی نمی‌یابند، باید پاکدامنی ورزند، تا خدا آنان را از فضل خویش بی‌نیاز گرداند. و از میان غلامانتان، کسانی که در صددند با قرارداد کتبی، خود را آزاد کنند، اگر در آنان خیری (از ایمان و آمال و مال) یافتید، (قرار) بازخرید آنها را بنویسید و از آن مالی که خدا به شما داده است به ایشان بدهید (تا خود را آزاد کنند) و کنیزان خود را - در صورتی که تصمیم به پاکدامنی دارند - برای اینکه متاع زندگی دنیا را بجویید، به زنا وادار مکنید، و هر کس آنان را به اجبار (به زنا) وادار کند بی‌گمان خدا پس از اجبار نمودنشان، پوشنده‌ی (گناه اجبارشدگان و) رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa We have already sent down to you verses making things clear, an illustration from (the story of) people who passed away before you, and an admonition for those who fear (Allah). و بی تردید آیاتی روشن و سرگذشتی از آنان که پیش از شما درگذشتند و پندی برای پرهیزکاران به سوی شما نازل کردیم.///و بی تردید آیاتی روشن و سرگذشتی از آنان که پیش از شما درگذشتند و پندی برای پرهیزکاران به سوی شما نازل کردیم.///به تحقیق براى شما آیاتى روشن و داستانهایى از کسانى که پیش از شما بوده‌اند و نیز اندرزهایى براى پرهیزگاران نازل کردیم.///و البته به سوى شما آیاتى روشنگر، و سرگذشتى از کسانى که پیش از شما درگذشتند و موعظه‌اى براى اهل تقوا نازل کردیم///و قطعا به سوى شما آیاتى روشنگر و خبرى از کسانى که پیش از شما روزگار به سر برده‌اند، و موعظه‌اى براى اهل تقوا فرود آورده‌ایم.///به راستی ما به سوى شما آیاتى روشنگر، و از کسانى که پیش از شما بودند، نمونه‌هایى برجسته و تاریخى، و پندى براى پرهیزکاران فرستادیم.///و همانا ما به سوی شما آیاتی روشن نازل گردانیدیم و داستانی از آنان که پیش از شما درگذشتند و موعظه‌ای برای اهل تقوا فرستادیم.///و به راستی به سوی شما آیاتی روشنگر نازل کرده‌ایم، و مثلی از پیشینیانتان و پندی برای پرهیزگاران‌///ما بر شما آیاتی فرستادیم که حقایق بسیاری را تبیین می‌کند، و اخباری از کسانی که پیش از شما بودند، و موعظه و اندرزی برای پرهیزگاران!///و همانا فرستادیم بسوی شما آیتهائی روشن و نمونه‌ای از آنان که گذاشتند پیش از شما و اندرزی برای پرهیزکاران‌///و همانا به‌راستی سوی شما آیاتی روشنگر و نمادی افشاگر -از کسانی که پیش از شما روزگاران را به سر بردند- و موعظه‌ای برای پرهیزگاران فرود آورده‌ایم. quran_en_fa Allah is the Light of the heavens and the earth. The Parable of His Light is as if there were a Niche and within it a Lamp: the Lamp enclosed in Glass: the glass as it were a brilliant star: Lit from a blessed Tree, an Olive, neither of the east nor of the west, whose oil is well-nigh luminous, though fire scarce touched it: Light upon Light! Allah doth guide whom He will to His Light: Allah doth set forth Parables for men: and Allah doth know all things. خدا نور آسمان‌ها و زمین است؛ وصف نورش مانند چراغدانی است که در آن، چراغ پر فروغی است، و آن چراغ در میان قندیل بلورینی است، که آن قندیل بلورین گویی ستاره تابانی است، [و آن چراغ] از [روغن] درخت زیتونی پربرکت که نه شرقی است و نه غربی افروخته می‌شود، [و] روغن آن [از پاکی و صافی] نزدیک است روشنی بدهد گرچه آتشی به آن نرسیده باشد، نوری است بر فراز نوری؛ خدا هر کس را بخواهد به سوی نور خود هدایت می‌کند، و خدا برای مردم مثل‌ها می‌زند [تا حقایق را بفهمند] و خدا به همه چیز داناست.///خدا نور آسمان‌ها و زمین است؛ وصف نورش مانند چراغدانی است که در آن، چراغ پر فروغی است، و آن چراغ در میان قندیل بلورینی است، که آن قندیل بلورین گویی ستاره تابانی است، [و آن چراغ] از [روغن] درخت زیتونی پربرکت که نه شرقی است و نه غربی افروخته می‌شود، [و] روغن آن [از پاکی و صافی] نزدیک است روشنی بدهد گرچه آتشی به آن نرسیده باشد، نوری است بر فراز نوری؛ خدا هر کس را بخواهد به سوی نور خود هدایت می‌کند، و خدا برای مردم مثل‌ها می‌زند [تا حقایق را بفهمند] و خدا به همه چیز داناست.///خدا نور آسمانها و زمین است. مثل نور او چون چراغدانى است که در آن چراغى باشد، آن چراغ درون آبگینه‌اى و آن آبگینه چون ستاره‌اى درخشنده. از روغن درخت پربرکت زیتون که نه خاورى است و نه باخترى افروخته باشد. روغنش روشنى بخشد هر چند آتش بدان نرسیده باشد. نورى افزون بر نور دیگر. خدا هر کس را که بخواهد بدان نور راه مى‌نماید و براى مردم مثلها مى‌آورد، زیرا بر هر چیزى آگاه است.///خدا نور آسمان‌ها و زمین است. مثل نور او (خصلت ایمان و هدایت) چون چراغدانى است که در آن چراغى و آن چراغ در شیشه‌اى است. آن شیشه گویى اخترى درخشان است که از درخت با برکت زیتونى که نه شرقى است و نه غربى [بلکه در وسط باغ آفتاب مى‌خورد] افروخته مى‌شود. رو///خدا نور آسمانها و زمین است. مثل نور او چون چراغدانى است که در آن چراغى، و آن چراغ در شیشه‌اى است. آن شیشه گویى اخترى درخشان است که از درخت خجسته زیتونى که نه شرقى است و نه غربى، افروخته مى‌شود. نزدیک است که روغنش -هر چند بدان آتشى نرسیده باشد- روشنى بخشد. روشنى بر روى روشنى است. خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت مى‌کند، و این مثلها را خدا براى مردم مى‌زند و خدا به هر چیزى داناست.///خداوند، نور آسمان‌ها و زمین است. مثل نور او، همچون چراغدانى است که در آن چراغى [پر فروغ] باشد. آن چراغ در میان شیشه‌اى، و آن شیشه، همچون ستاره‌اى تابان و درخشان. این چراغ از روغن درخت پر برکت زیتون برافروخته است، که نه شرقى است و نه غربى [و پیوسته خورشید بر آن مى‌تابد. روغنش به قدرى صاف و شفاف است] که بدون تماس آتش، نزدیک است [شعله‌ور شود و] روشنى دهد. نورى است بر فراز نور دیگر. هر کس را که خداوند بخواهد، به نور خویش هدایت مى‌کند. و خداوند براى مردم مثل‌ها مى‌زند، و به هر چیزى آگاه است.///خدا نور (وجودبخش) آسمانها و زمین است، داستان نورش به مشکاتی ماند که در آن روشن چراغی باشد و آن چراغ در میان شیشه‌ای که از تلألؤ آن گویی ستاره‌ای است درخشان، و روشن از درخت مبارک زیتون که (با آنکه) شرقی و غربی نیست (شرق و غرب جهان بدان فروزان است) و بی‌آنکه آتشی زیت آن را برافروزد خود به خود (جهانی را) روشنی بخشد، پرتو آن نور (حقیقت) بر روی نور (معرفت) قرار گرفته است. و خدا هر که را خواهد به نور خود (و اشراقات وحی خویش) هدایت کند و (این) مثلها را خدا برای مردم (هوشمند) می‌زند (که به راه معرفتش هدایت یابند) و خدا به همه امور داناست!///خداوند نور آسمانها و زمین است داستان نورش همچون چراغدانی است که در آن چراغی هست، و چراغ در آبگینه‌ای هست، که آبگینه گویی ستاره‌ای درخشان است، که از درخت مبارک زیتون -که نه شرقی است و نه غربیافروخته شود نزدیک است که روغنش، با آنکه آتشی به آن نرسیده است، فروزان گردد، نور در نور است، خداوند به نور خویش هر کس را که خواهد هدایت کند، و خداوند برای مردم مثلها می‌زند و خداوند به هر چیزی داناست‌///خداوند نور آسمانها و زمین است؛ مثل نور خداوند همانند چراغدانی است که در آن چراغی (پر فروغ) باشد، آن چراغ در حبابی قرار گیرد، حبابی شفاف و درخشنده همچون یک ستاره فروزان، این چراغ با روغنی افروخته می‌شود که از درخت پربرکت زیتونی گرفته شده که نه شرقی است و نه غربی؛ (روغنش آنچنان صاف و خالص است که) نزدیک است بدون تماس با آتش شعله‌ور شود؛ نوری است بر فراز نوری؛ و خدا هر کس را بخواهد به نور خود هدایت می‌کند، و خداوند به هر چیزی داناست.///خدا است نور آسمانها و زمین مثل نور او مانند قندیلی است که در آن است چراغی که آن چراغ است در بلوری آن بلور مانند ستاره است درخشان که افروخته شود از درخت خجسته زیتونی نه خاوری و نه باختری نزدیک است روغنش بتابد هر چند نرسدش آتش فروغی است بر فروغی رهبری کند خدا به نور خویش هر که را خواهد و بزند خدا مثلها را برای مردم و خدا است به همه چیز دانا///خدا نور آسمان‌ها و زمین است. نماینده‌ی نورش چون چراغدانی است که در آن چراغی و آن چراغ درون شیشه‌ای است؛ آن شیشه گویی اختری درخشان است که از درخت خجسته‌ی زیتونی -که نه شرقی است و نه غربی- برافروخته می‌شود؛ نزدیک است (که) روغنش - هر چند بدان آتشی نرسیده باشد - روشنی بخشد؛ نوری است فرا روی نوری (دگر). خدا هر که را بخواهد سوی خویش هدایت می‌کند و خدا برای مردم مثل‌ها می‌زند و خدا به هر چیزی بسی داناست. quran_en_fa (Lit is such a Light) in houses, which Allah hath permitted to be raised to honour; for the celebration, in them, of His name: In them is He glorified in the mornings and in the evenings, (again and again),- [این نور] در خانه هایی است که خدا اذن داده [شأن و منزلت و قدر و عظمت آنها] رفعت یابند و نامش در آنها ذکر شود، همواره در آن خانه‌ها صبح و شام او را تسبیح می‌گویند.///[این نور] در خانه هایی است که خدا اذن داده [شأن و منزلت و قدر و عظمت آنها] رفعت یابند و نامش در آنها ذکر شود، همواره در آن خانه‌ها صبح و شام او را تسبیح می‌گویند.///آن نور در خانه‌هایى است که خدا رخصت داد ارجمندش دارند و نامش در آنجا یاد شود و او را هر بامداد و شبانگاه تسبیح گویند:///[آن نور هدایت‌] در خانه‌هایى است که خدا رخصت داده که ارجمندش دارند و نام خدا در آنها یاد شود. در آن خانه‌ها هر بامداد و شامگاه او را نیایش مى‌کنند///در خانه‌هایى که خدا رخصت داده که [قدر و منزلت‌] آنها رفعت یابد و نامش در آنها یاد شود. در آن [خانه‌] ها هر بامداد و شامگاه او را نیایش مى‌کنند:///[این نور هدایت] در خانه‌هایى است که خداوند اذن داده [قدر و منزلت آنها] رفعت یابد، و نام او در شود، و در آنها بامدادان و شامگاهان او را تسبیح گویند.///(و آن مشکات) در خانه‌هایی (قرار دارد مانند معابد و مساجد و منازل انبیاء و اولیاء) که خدا رخصت داده که آنجا رفعت یابد و در آنها ذکر او شود و صبح و شام تسبیح و تنزیه ذات پاک او کنند.///در خانه‌هایی که خداوند فرمان داده است که گرامی داشته و نامش در آنها یاد شود، در آن بامدادان و شامگاهان نیایش او گویند///(این چراغ پرفروغ) در خانه‌هایی قرار دارد که خداوند اذن فرموده دیوارهای آن را بالا برند (تا از دستبرد شیاطین و هوسبازان در امان باشد)؛ خانه‌هایی که نام خدا در آنها برده می‌شود، و صبح و شام در آنها تسبیح او می‌گویند …///در خانه‌هائی که رخصت داد خدا که افراشته شود و برده شود در آنها نامش تسبیح گویدش در آنها بامدادان و شامگاه‌///(این نماد نور) در خانه‌هایی است که خدا رخصت داده تا رفعت یابند و نامش در آنها یاد شود. او را در آن خانه‌ها صبحگاهان و شامگاهان (نیایش و) تنزیه می‌کنند. quran_en_fa By men whom neither traffic nor merchandise can divert from the Remembrance of Allah, nor from regular Prayer, nor from the practice of regular Charity: Their (only) fear is for the Day when hearts and eyes will be transformed (in a world wholly new),- مردانی که تجارت و داد و ستد آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات باز نمی‌دارد، [و] پیوسته از روزی که دل‌ها و دیده‌ها در آن زیر و رو می‌شود، می‌ترسند.///مردانی که تجارت و داد و ستد آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات باز نمی‌دارد، [و] پیوسته از روزی که دل‌ها و دیده‌ها در آن زیر و رو می‌شود، می‌ترسند.///مردانى که هیچ تجارت و خرید و فروختى از یاد خدا و نمازگزاردن و زکات دادن بازشان ندارد، از روزى که دلها و دیدگان دگرگون مى‌شوند هراسناکند.///مردانى که نه تجارت و نه داد و ستدى آنها را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زکات غافل نمى‌کند، و از روزى که دل‌ها و دیده‌ها در آن دگرگون مى‌شود بیم دارند///مردانى که نه تجارت و نه داد و ستدى، آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زکات، به خود مشغول نمى‌دارد، و از روزى که دلها و دیده‌ها در آن زیرورو مى‌شود مى‌هراسند.///مردانى که هیچ تجارت و داد و ستدی، آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و پرداخت زکات، غافل نمى‌کند. [آنان] از روزى که در آن، دل‌ها و چشم‌ها دگرگون مى‌شود، بیمناکند.///پاکمردانی که هیچ کسب و تجارت آنان را از یاد خدا و به پا داشتن نماز و دادن زکات غافل نگرداند و از روزی که دل و دیده‌ها در آن روز حیران و مضطرب است ترسان و هراسانند.///مردانی هستند که هیچ داد و ستد و خرید و فروشی ایشان را از یاد خداوند و برپاداشتن نماز و پرداختن زکات باز نمی‌دارد، و از روزی که در آن دلها و دیدگان دیگرگون شود، بیمناکند///مردانی که نه تجارت و نه معامله‌ای آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و ادای زکات غافل نمی‌کند؛ آنها از روزی می‌ترسند که در آن، دلها و چشمها زیر و رو می‌شود.///مردانی که سرگرمشان نسازد بازرگانی و نه سوداگری از یاد خدا و بپای‌داشتن نماز و دادن زکات ترسند روزی را که می‌گردد در آن دلها و دیده‌ها///(راد) مردانی که نه (هیچ) تجارت و نه (هیچ) داد و ستدی، آنان را از یاد خدا و بر پا داشتن نماز و دادن زکات باز نمی‌دارد، و از روزی که دل‌ها و دیده‌ها در آن دگرگون می‌شوند می‌هراسند. quran_en_fa That Allah may reward them according to the best of their deeds, and add even more for them out of His Grace: for Allah doth provide for those whom He will, without measure. [این گونه عمل می‌کنند] تا خدا آنان را بر [پایه] نیکوترین عملی که انجام داده‌اند پاداش دهد، و از فضلش برای آنان بیفزاید، خدا به هر که بخواهد بی حساب روزی می‌دهد.///[این گونه عمل می‌کنند] تا خدا آنان را بر [پایه] نیکوترین عملی که انجام داده‌اند پاداش دهد، و از فضلش برای آنان بیفزاید، خدا به هر که بخواهد بی حساب روزی می‌دهد.///تا خدا به نیکوتر از آنچه کرده‌اند جزایشان دهد، و از فضل خود بر آن بیفزاید، و خدا هر که را خواهد بى‌حساب روزى دهد.///تا خدا بهتر از آنچه انجام داده‌اند به ایشان جزا دهد و از کرم خود افزونشان کند، و خدا هر کس را بخواهد بى‌حساب روزى مى‌دهد///تا خدا بهتر از آنچه انجام مى‌دادند، به ایشان جزا دهد و از فضل خود بر آنان بیفزاید، و خدا [ست که‌] هر که را بخواهد بى‌حساب روزى مى‌دهد.///تا خداوند به آنان، نیکوتر از آنچه کرده‌اند، پاداش بدهد و از فضل و رحمت خویش، بر پاداششان بیافزاید. و خداوند هر کس را بخواهد، بی‌حساب روزى مى‌دهد.///تا خدا در مقابل بهترین اعمال ایشان جزاء و ثواب کامل عطا فرماید و از فضل و احسان خویش بر آنها بیفزاید، و خدا هر که را خواهد روزی بی‌حد و حساب بخشد.///تا خداوند به بهتر از آنچه کرده‌اند پاداششان دهد و از بخشش خویش بر پاداش آنان بیفزاید، و خداوند هر که را بخواهد بی‌حساب روزی می‌دهد///(آنها به سراغ این کارها می‌روند) تا خداوند آنان را به بهترین اعمالی که انجام داده‌اند پاداش دهد، و از فضل خود بر پاداششان بیفزاید؛ و خداوند به هر کس بخواهد بی حساب روزی می‌دهد (و از مواهب بی‌انتهای خویش بهره‌مند می‌سازد).///تا پاداششان دهد خدا بهتر آنچه کردند و بیفزایدشان از فضل خویش و خدا روزی دهد هر که را خواهد بی‌شمار///تا خدا بهترین اعمالی را که انجام داده‌اند به ایشان پاداش دهد و از فضل خود برایشان بیفزاید. و خدا هر که را بخواهد بی‌حساب روزی می‌دهد. quran_en_fa But the Unbelievers,- their deeds are like a mirage in sandy deserts, which the man parched with thirst mistakes for water; until when he comes up to it, he finds it to be nothing: But he finds Allah (ever) with him, and Allah will pay him his account: and Allah is swift in taking account. و کافران اعمالشان مانند سرابی در بیابانی مسطح و صاف است که تشنه، آن را [از دور] آب می‌پندارد، تا وقتی که به آن رسد آن را چیزی نیابد، و خدا را نزد اعمالش می‌یابد که حسابش را کامل و تمام می‌دهد، و خدا حسابرسی سریع است.///و کافران اعمالشان مانند سرابی در بیابانی مسطح و صاف است که تشنه، آن را [از دور] آب می‌پندارد، تا وقتی که به آن رسد آن را چیزی نیابد، و خدا را نزد اعمالش می‌یابد که حسابش را کامل و تمام می‌دهد، و خدا حسابرسی سریع است.///اعمال کافران چون سرابى است در بیابانى. تشنه، آبش پندارد و چون بدان نزدیک شود هیچ نیابد و خدا را نزد خود یابد که جزاى او را به تمام بدهد. و خدا زود به حسابها مى‌رسد.///و کسانى که کافر شدند، اعمالشان چون سرابى در بیابانى هموار است که تشنه آن را آب مى‌پندارد، تا چون بدان رسد مى‌بینید آن چیزى نبوده، و خدا را نزد آن مى‌یابد و جزاى او را به تمام مى‌دهد. و خدا سریع الحساب است///و کسانى که کفر ورزیدند، کارهایشان چون سرابى در زمینى هموار است که تشنه، آن را آبى مى‌پندارد، تا چون بدان رسد آن را چیزى نیابد و خدا را نزد خویش یابد و حسابش را تمام به او دهد و خدا زودشمار است.///و اعمال کسانى که کافر شدند، همچون سرابى در بیابان است که تشنه، آن را آب مى‌پندارد؛ [اما] همین که به سراغ آن مى‌آید، آن را چیزى نمی‌یابد، و خدا را نزد آن مى‌یابد که حساب او را بى‌کم و کاست مى‌دهد. و خداوند زود به حساب‌ها مى‌رسد.///و آنان که کافرند اعمالشان در مثل به سرابی ماند در بیابان هموار بی‌آب که شخص تشنه آن را آب پندارد (و به جانب آن شتابد) چون بدانجا رسید هیچ آب نیابد، و (آن کافر) خدا را حاضر و ناظر اعمال خویش بیند که به حساب کارش تمام و کامل برسد و خدا به یک لحظه حساب تمام خلایق می‌کند.///و کافران اعمالشان همچون سرابی در بیابانی است که تشنه آبش می‌پندارد، تا آنکه نزدیک آن رسد و آن را چیزی نیابد، و آنگاه خداوند را حاضر یابد که حسابش را به تمام و کمال بپردازد و خداوند زود شمار است‌///کسانی که کافر شدند، اعمالشان همچون سرابی است در یک کویر که انسان تشنه از دور آن را آب می‌پندارد؛ اما هنگامی که به سراغ آن می‌آید چیزی نمی‌یابد، و خدا را نزد آن می‌یابد که حساب او را بطور کامل می‌دهد؛ و خداوند سریع الحساب است!///و آنان که کفر ورزیدند کردارشان مانند سرابی است در خشکزاری که پنداردش تشنه‌لب آبی تا گاهی که بیایدش نیابدش چیزی و بیابد خدا را نزد آن پس بدو دهد حسابش را و خدا است شتابنده در حساب‌///و کسانی که کافر شدند، کارهایشان چون سرابی در زمینی هموار و بی‌برگ و بار است که تشنه آن را آبی می‌پندارد؛ تا آن هنگام که بدان رسد آن را چیزی نیابد و خدا را نزد خویش یابد، پس حسابش را به تمامی به او بدهد. و خدا زودشمار است. quran_en_fa Or (the Unbelievers' state) is like the depths of darkness in a vast deep ocean, overwhelmed with billow topped by billow, topped by (dark) clouds: depths of darkness, one above another: if a man stretches out his hands, he can hardly see it! for any to whom Allah giveth not light, there is no light! یا [اعمالشان] مانند تاریکی هایی است در دریایی بسیار عمیق که همواره موجی آن را می‌پوشاند، و بالای آن موجی دیگر است، و بر فراز آن ابری است، تاریکی هایی است برخی بالای برخی دیگر؛ [مبتلای این امواج و تاریکی‌ها] هرگاه دستش را بیرون آورد، بعید است آن را ببیند. و کسی که خدا نوری برای او قرار نداده است، برای او هیچ نوری نیست.///یا [اعمالشان] مانند تاریکی هایی است در دریایی بسیار عمیق که همواره موجی آن را می‌پوشاند، و بالای آن موجی دیگر است، و بر فراز آن ابری است، تاریکی هایی است برخی بالای برخی دیگر؛ [مبتلای این امواج و تاریکی‌ها] هرگاه دستش را بیرون آورد، بعید است آن را ببیند. و کسی که خدا نوری برای او قرار نداده است، برای او هیچ نوری نیست.///یا همانند تاریکیهایى است در دریایى ژرف، که موجش فرو پوشد و بر فراز آن موجى دیگر و بر فرازش ابرى است تیره، تاریکیهایى بر فراز یکدیگر، آن سان که اگر دست خود بیرون آرد آن را نتواند دید. و آن که خدا راهش را به هیچ نورى روشن نکرده باشد، هیچ نورى فرا راه خویش نیابد.///یا [اعمالشان‌] مانند تاریکى‌هایى در دریاى عمیق و پهناور است که موجى آن را مى‌پوشاند، و روى آن موجى دیگر است و بر فرازش ابرى است. ظلمت‌هایى است که بر روى یکدیگر قرار گرفته است. وقتى دستش را بیرون آورد ممکن نیست آن را ببیند. و هر که را خدا برایش نورى ق///یا [کارهایشان‌] مانند تاریکیهایى است که در دریایى ژرف است که موجى آن را مى‌پوشاند [و] روى آن موجى [دیگر] است [و] بالاى آن ابرى است. تاریکیهایى است که بعضى بر روى بعضى قرار گرفته است. هر گاه [غرقه‌] دستش را بیرون آورد، به زحمت آن را مى‌بیند، و خدا به هر کس نورى نداده باشد او را هیچ نورى نخواهد بود.///یا همچون تاریکى‌هایى است در دریایى عمیق و متلاطم، که موجى بزرگ روى آن را مى‌پوشاند، و روى آن، موج بزرگ دیگرى است و بالاى آن موج، ابرى است، ظلماتى تو در تو. همین که دست خود را برآورد، ممکن نیست کسی دست او را ببیند [تا نجاتش دهد]. و خداوند براى هر کس نورى قرار ندهد، هیچ نورى براى او نخواهد بود.///یا (مثل اعمال کافران) به ظلمات دریای مواج عمیقی ماند که امواج آن (که شک و جهل و اعمال زشت است) بعضی بالای بعضی دیگر دریا را بپوشاند و ابر تیره (کفر) نیز فراز آن برآید تا ظلمت‌ها چنان متراکم فوق یکدیگر قرار گیرد که چون دست بیرون آرد آن را نتواند دید، و هر که را خدا نور (علم و معرفت و ایمان) نبخشید هرگز (جان) روشنی نخواهد یافت.///یا [اعمالشان‌] همچون تاریکیهایی است در دریایی ژرف که آن را موجی فرو پوشانده و برفراز آن موجی دیگر است که برفراز آن ابری است تاریکیهایی تو بر تو، چون دستش را برآورد، چه بسا نبیندش، و هر کس که خداوند برایش نوری مقرر نداشته باشد، نوری ندارد///یا همچون ظلماتی در یک دریای عمیق و پهناور که موج آن را پوشانده، و بر فراز آن موج دیگری، و بر فراز آن ابری تاریک است؛ ظلمتهایی است یکی بر فراز دیگری، آن گونه که هر گاه دست خود را خارج کند ممکن نیست آن را ببیند! و کسی که خدا نوری برای او قرار نداده، نوری برای او نیست!///یا مانند تاریکیهائی در دریائی ژرف بپوشاندش موجی (فراگیردش) از فراز آن است موجی که از فراز آن است ابری تاریکیهائی است پاره‌ای از آنها بر فراز پاره‌ای گاهی که برون آرد دستش را نیارد که بیندش و آنکو ننهاده است خدا برایش نوری پس نباشدش نوری‌///یا مانند تاریکی‌هایی در دریای طغیان‌گر ژرفی است، که موجی بر رویش موجی دیگر، (و) بالای آن ابری است. تاریکی‌هایی است که بعضی بر روی بعضی انباشته است. هر گاه دستش را (از آن) بیرون آورد، هرگز آن را نبیند. و خدا برای هر کس (که) نوری ننهاده، او را هیچ نوری نیست. quran_en_fa Seest thou not that it is Allah Whose praises all beings in the heavens and on earth do celebrate, and the birds (of the air) with wings outspread? Each one knows its own (mode of) prayer and praise. And Allah knows well all that they do. آیا ندانسته‌ای که هرکه در آسمان‌ها و زمین است و پرندگان بال گشوده، خدا را تسبیح می‌گویند؟ به یقین هریک نماز و تسبیح خود را می‌داند؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهند داناست.///آیا ندانسته‌ای که هرکه در آسمان‌ها و زمین است و پرندگان بال گشوده، خدا را تسبیح می‌گویند؟ به یقین هریک نماز و تسبیح خود را می‌داند؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهند داناست.///آیا ندیده‌اى که هر چه در آسمانها و زمین است و نیز مرغانى که در پروازند تسبیح گوى خدا هستند؟ همه نماز و تسبیح او را مى‌دانند. و خدا به هر کارى که مى‌کنند آگاه است.///آیا ندیده‌اى که هر که در آسمان‌ها و زمین است، و نیز مرغانى که در پروازند خداى را تسبیح مى‌گویند، همگى دعا و نیایش خود را مى‌دانند، و خدا به آنچه مى‌کنند آگاه است///آیا ندانسته‌اى که هر که [و هر چه‌] در آسمانها و زمین است براى خدا تسبیح مى‌گویند، و پرندگان [نیز] در حالى که در آسمان پر گشوده‌اند [تسبیح او مى‌گویند]؟ همه ستایش و نیایش خود را مى‌دانند، و خدا به آنچه مى‌کنند داناست.///آیا ندیدى که هر کس در آسمان‌ها و زمین است، و پرندگان بال گشوده، براى خدا تسبیح مى‌گویند؟ و همه نماز و تسبیح خود را مى‌دانند؟ و خداوند به آنچه مى‌کنند، داناست.///آیا ندیدی که هر کس در آسمانها و زمین است تا مرغهایی که در هوا پر گشایند همه به تسبیح و ثنای خدا مشغولند؟ و همه آنان صلاة و تسبیح خود بدانند، و خدا به هر چه کنند آگاه است.///آیا ندانسته‌ای که هر کس که در آسمانها و زمین است، و پرندگان بال گشاده خداوند را تسبیح می‌گویند هر یک نماز و نیایش را می‌داند، و خداوند به آنچه می‌کنند داناست‌///آیا ندیدی تمام آنان که در آسمانها و زمینند برای خدا تسبیح می‌کنند، و همچنین پرندگان به هنگامی که بر فراز آسمان بال گسترده‌اند؟! هر یک از آنها نماز و تسبیح خود را می‌داند؛ و خداوند به آنچه انجام میدهند داناست!///آیا ندیدی که خدا تسبیح گویدش آنکه در آسمانها و زمین است و مرغان بال‌گشادگان هر کدام دانست نماز و تسبیحش را و خدا دانا است بدانچه کنند///آیا ندیدی همانا خدا، هر که (و هر چه) در آسمان‌ها و زمین است برای او همچنان تسبیح و تنزیه می‌کنند و پرندگان (نیز) در حالی که (در آسمان) صف‌اندرصف به پروازند، همه نماز و نیایش خود و تنزیهشان را همواره دانسته‌اند؟ و خدا به آنچه می‌کنند بسی داناست. quran_en_fa Yea, to Allah belongs the dominion of the heavens and the earth; and to Allah is the final goal (of all). و مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره خداست، و بازگشت همه به سوی خداست.///و مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره خداست، و بازگشت همه به سوی خداست.///از آن خداست فرمانروایى آسمانها و زمین و بازگشت همگان نزد اوست.///و فرمانروایى آسمان‌ها و زمین از آن خداست و بازگشت [همه‌] به سوى خداست///و فرمانروایى آسمانها و زمین از آن خداست، و بازگشت [همه‌] به سوى خداست.///و فرمانروایى آسمان‌ها و زمین، تنها از آن خداست. و بازگشت [همه] به سوى اوست.///و (بدانید که) ملک و پادشاهی آسمانها و زمین خاص خداست و بازگشت (همه خلایق) به سوی خداست.///و فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداوند است، و سیر و سرانجام [جهان‌] به سوی خداوند است‌///و از برای خداست حکومت و مالکیت آسمانها و زمین؛ و بازگشت (تمامی موجودات) بسوی اوست!///و برای خدا است پادشاهی آسمانها و زمین و بسوی خدا است بازگشت‌///و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین تنها از خداست و بازگشت (همه) تنها سوی خداست. quran_en_fa Seest thou not that Allah makes the clouds move gently, then joins them together, then makes them into a heap? - then wilt thou see rain issue forth from their midst. And He sends down from the sky mountain masses (of clouds) wherein is hail: He strikes therewith whom He pleases and He turns it away from whom He pleases, the vivid flash of His lightning well-nigh blinds the sight. آیا ندانسته‌ای که خدا ابری را [به آرامی] می‌راند، آن گاه میان [اجزای] آن پیوند برقرار می‌کند، سپس آن را انبوه و متراکم می‌سازد، پس می‌بینی که باران از لابلای آن بیرون می‌آید، و از آسمان از کوه هایی که در آن ابر یخ زده است، تگرگی فرو می‌ریزد، پس آسیب آن را به هر که بخواهد می‌رساند، و از هر که بخواهد برطرف می‌کند، نزدیک است درخشندگی برقش دیده‌ها را کور کند.///آیا ندانسته‌ای که خدا ابری را [به آرامی] می‌راند، آن گاه میان [اجزای] آن پیوند برقرار می‌کند، سپس آن را انبوه و متراکم می‌سازد، پس می‌بینی که باران از لابلای آن بیرون می‌آید، و از آسمان از کوه هایی که در آن ابر یخ زده است، تگرگی فرو می‌ریزد، پس آسیب آن را به هر که بخواهد می‌رساند، و از هر که بخواهد برطرف می‌کند، نزدیک است درخشندگی برقش دیده‌ها را کور کند.///آیا ندیده‌اى که خدا ابرهایى را به آهستگى مى‌راند، آنگاه آنها را به هم مى‌پیوندد و ابرى انبوه پدید مى‌آورد و باران را بینى که از خلال آن بیرون مى‌آید. و از آسمان، از آن کوه‌ها که در آنجاست تگرگ مى‌فرستد و هر که را خواهد با آن مى‌زند و از هر که مى‌خواهد بازش مى‌دارد. روشنایى برقش نزدیک باشد که دیدگان را کور سازد.///آیا ندیده‌اى که خدا ابرهایى را مى‌راند، سپس میان اجزاى آن پیوند مى‌دهد، آن‌گاه ابرى انبوه پدید مى‌آورد، پس باران را مى‌بینى که از لاى‌به‌لاى آن بیرون مى‌آید؟ و از آسمان، از ابرهاى کوه پیکر که در آن است تگرگى نازل مى‌کند، و هر که را بخواهد با آن مى‌زن///آیا ندانسته‌اى که خدا [ست که‌] ابر را به آرامى مى‌راند، سپس میان [اجزاء] آن پیوند مى‌دهد، آنگاه آن را متراکم مى‌سازد، پس دانه‌هاى باران را مى‌بینى که از خلال آن بیرون مى‌آید، و [خداست که‌] از آسمان از کوههایى [از ابر یخ‌زده] که در آنجاست تگرگى فرو مى‌ریزد؛ و هر که را بخواهد بدان گزند مى‌رساند، و آن را از هر که بخواهد باز مى‌دارد. نزدیک است روشنى برقش چشمها را ببرد.///آیا ندیدى که خداوند، ابرها را [به آرامى] مى‌راند؟ سپس بین [اجزاى] آن پیوند برقرار مى‌کند. آن‌گاه آن را متراکم مى‌سازد، پس مى‌بینى که باران از میان آن بیرون مى‌آید. و خداوند از آسمان، از ابرهایى کوه­پیکر، تگرگ فرومى‌فرستد. پس آن را به هر کس بخواهد، مى‌رساند و از هر کس بخواهد، بازمى‌دارد. نزدیک است درخشندگى برق آن، دیدگان را ببرد.///آیا ندیدی که خدا ابر را (از هر طرف) براند و به هم در پیوندد و باز انبوه و متراکم سازد آن گاه بنگری قطرات باران از میان ابر فرو ریزد؟ و نیز از آسمان، از کوههایی (از ابرهای منجمد شده) که در آن است تگرگ فرو بارد و زیان آن را به هر که خود خواهد برساند (و اشجار و کشتزار او را تباه گرداند) و آن را از هر که خواهد باز دارد (تا تگرگش زیان نرساند) و روشنی برق آن چنان بتابد که خواهد روشنی دیده‌ها را از بین ببرد.///آیا ندانسته‌ای که خداوند ابرها را می‌راند، سپس بین آنها را پیوند می‌دهد، سپس درهم فشرده‌اش می‌کند، آنگاه باران درشت را می‌بینی که از لابلای آن بیرون می‌آید، و سپس از آسمان، از ابری که به کوه می‌ماند تگرگ فرو می‌فرستد و به هر کس که بخواهد آن را می‌زند و از هر کس که بخواهد بر می‌گرداند، نزدیک است که درخشش برق آن، دیدگان را از بین ببرد///آیا ندیدی که خداوند ابرهایی را به آرامی می‌راند، سپس میان آنها پیوند می‌دهد، و بعد آن را متراکم می‌سازد؟! در این حال، دانه‌های باران را می‌بینی که از لابه‌لای آن خارج می‌شود؛ و از آسمان -از کوه‌هایی که در آن است [=ابرهایی که همچون کوه‌ها انباشته شده‌اند] - دانه‌های تگرگ نازل می‌کند، و هر کس را بخواهد بوسیله آن زیان می‌رساند، و از هر کس بخواهد این زیان را برطرف می‌کند؛ نزدیک است درخشندگی برق آن (ابرها) چشمها را ببرد!///آیا نبینی که خدا براند ابری پس گردآورد میانش تا بگرداندش توده انباشته که بینی باران را برون آید از شکافهای آن و بفرستد از آسمان از کوه‌هائی که در آنها است از تگرگ پس برساندش به هر که خواهد و بازگرداندش از هر که خواهد نزدیک است تابش برق آن ببرد دیدگان را///آیا ندیدی [: ندانستی] که خدا ابر را (از بخار) می‌کند (و) سپس میان (اجزای) آن پیوند می‌دهد. سپس آن را روی هم انباشته و متراکم می‌سازد. پس قطره‌های نخستین باران را می‌بینی که از خلال آن بیرون می‌آید. و از آسمان از کوه‌هایی (از یخ) که در آنجاست تگرگی فرو می‌ریزد؛ پس هر کس را بخواهد با آن گزندی می‌رساند و آن را از هر که بخواهد باز می‌دارد. نزدیک است روشنی آذرخش، بلندای برقش دیدگان را ببرد. quran_en_fa It is Allah Who alternates the Night and the Day: verily in these things is an instructive example for those who have vision! خدا شب و روز را [دگرگون و] جابجا می‌کند؛ مسلما در این دگرگونی و جابجایی عبرتی برای صاحبان بصیرت است.///خدا شب و روز را [دگرگون و] جابجا می‌کند؛ مسلما در این دگرگونی و جابجایی عبرتی برای صاحبان بصیرت است.///خدا شب و روز را مى‌گرداند. خردمندان را در این عبرتى است.///خداست که شب و روز را جابه‌جا مى‌کند. به راستى در این [تبدیل‌] براى صاحبان بصیرت درس عبرتى است///خداست که شب و روز را با هم جابجا مى‌کند. قطعا در این [تبدیل‌] براى دیده‌وران [درس‌] عبرتى است.///خداوند، شب و روز را جا به جا مى‌کند. همانا در این [قدرت‌نمایى] براى اهل بصیرت، عبرتى است.///خدا شب و روز را (بر یکدیگر) می‌گرداند، همانا صاحبان بصیرت را در این (آیت الهی و حکمت خدا) عبرتی است.///خداوند شب و روز را می‌گرداند [و پیاپی می‌آورد] بی‌گمان در این امر مایه عبرتی برای دیده‌وران است‌///خداوند شب و روز را دگرگون می‌سازد؛ در این عبرتی است برای صاحبان بصیرت!///می‌گرداند خدا شب و روز را همانا در این عبرتی برای خداوندان دیده‌ها است‌///خدا شب و روز را زیر و زبر می‌کند (و) بی‌گمان در این (جریان) برای صاحبان بصیرت همچنان (درس) عبرتی است. quran_en_fa And Allah has created every animal from water: of them there are some that creep on their bellies; some that walk on two legs; and some that walk on four. Allah creates what He wills for verily Allah has power over all things. و خدا هر جنبده‌ای را از آبی [که به صورت نطفه بود] آفرید، پس گروهی از آنها بر شکمشان راه می‌روند، و برخی از آنها به روی دو پا حرکت می‌کنند، و بعضی از آنها به روی چهار پا راه می‌روند. خدا آنچه را بخواهد می‌آفریند؛ مسلما خدا بر هر کاری تواناست.///و خدا هر جنبده‌ای را از آبی [که به صورت نطفه بود] آفرید، پس گروهی از آنها بر شکمشان راه می‌روند، و برخی از آنها به روی دو پا حرکت می‌کنند، و بعضی از آنها به روی چهار پا راه می‌روند. خدا آنچه را بخواهد می‌آفریند؛ مسلما خدا بر هر کاری تواناست.///و خدا هر جنبنده‌اى را از آب بیافرید. بعضى از آنها بر شکم مى‌روند و بعضى بر دوپا مى‌روند و بعضى بر چهارپا مى‌روند. خدا هر چه بخواهد مى‌آفریند. زیرا خدا بر هر کارى تواناست.///و خداست که هر جنبنده‌اى را از آب آفرید. پس پاره‌اى از آنها بر روى شکم راه مى‌روند، و پاره‌اى از آنها بر روى دو پا و بعضى از آنها بر روى چهار پا راه مى‌روند. خدا هر چه بخواهد مى‌آفریند. بى‌تردید خدا بر هر چیزى تواناست///و خداست که هر جنبنده‌اى را [ابتدا] از آبى آفرید. پس پاره‌اى از آنها بر روى شکم راه مى‌روند و پاره‌اى از آنها بر روى دو پا و بعضى از آنها بر روى چهار [پا] راه مى‌روند. خدا هر چه بخواهد مى‌آفریند. در حقیقت، خدا بر هر چیزى تواناست.///و خداوند هر جنبده‌اى را از آب آفرید. پس برخى از آنها بر شکم حرکت مى‌کنند، و برخى بر دو پا راه مى‌روند، و بعضى بر چهار پا. خداوند هر چه بخواهد، مى‌آفریند، زیرا خدا بر هر چیزى تواناست.///و خدا هر حیوانی را از آب آفرید، که بعضی (مانند مارها) بر شکم روند و برخی (مانند انسان) بر دو پا و برخی (چون اسب و گاو و شتر) بر چهار پا حرکت کنند. و خدا هر چه خواهد بیافریند که خدا بر همه کار تواناست.///و خداوند هر جانوری را از آب آفریده است، که بعضی از آنها بر شکمش راه می‌رود و بعضی از آنها بر دو پا راه می‌رود، و بعضی از آنها بر چهار [پا] راه می‌رود، خداوند هر چه بخواهد می‌آفریند، بی‌گمان خداوند بر هر کاری تواناست‌///و خداوند هر جنبنده‌ای را از آبی آفرید؛ گروهی از آنها بر شکم خود راه می‌روند، و گروهی بر دو پای خود، و گروهی بر چهار پا راه می‌روند؛ خداوند هر چه را بخواهد می‌آفریند، زیرا خدا بر همه چیز تواناست!///و خدا آفرید هر جنبنده را از آب پس از ایشان است آنکه می‌رود بر شکم خود و از ایشان است آنکه می‌رود بر دو پا و از ایشان است آنکه می‌رود بر چهار بیافرد خدا هر چه خواهد همانا خدا است بر همه چیز توانا///و خدا هر جنبنده‌ای را از آبی آفرید، پس پاره‌ای از آنان روی شکمش راه می‌رود و برخی از آنان روی دو پا (یش) و بعضی از آنها روی چهارپا (یش) روان است. خدا هر چه بخواهد می‌آفریند. به‌راستی خدا بر هر چیزی بسیار تواناست. quran_en_fa We have indeed sent down signs that make things manifest: and Allah guides whom He wills to a way that is straight. همانا آیاتی روشن نازل کردیم؛ و خدا هر که را بخواهد به راهی راست راهنمایی می‌کند.///همانا آیاتی روشن نازل کردیم؛ و خدا هر که را بخواهد به راهی راست راهنمایی می‌کند.///به تحقیق آیاتى روشنگر نازل کردیم و خدا هر کس را که بخواهد به راه راست هدایت مى‌کند.///البته ما آیاتى روشنگر نازل کردیم، و خدا هر که را بخواهد به راه راست هدایت مى‌کند///قطعا آیاتى روشنگر فرود آورده‌ایم، و خدا هر که را بخواهد به راه راست هدایت مى‌کند.///به­راستى که آیاتى روشنگر فروفرستادیم. و خداوند هر کس را بخواهد، به راهی راست هدایت مى‌کند.///همانا ما آیات و ادله بسیار روشن فرستادیم. و خدا هر که را خواهد به راه راست هدایت می‌کند.///به راستی آیاتی روشنگر نازل کردیم و خداوند هر کس را که بخواهد به راه راست هدایت می‌کند///ما آیات روشنگری نازل کردیم؛ و خدا هر که را بخواهد به صراط مستقیم هدایت می‌کند!///همانا فرستادیم آیتهائی روشن و خدا هدایت کند هر که را خواهد بسوی راهی راست‌///همواره به‌درستی آیاتی روشنگر فرود آوردیم. و خدا هر که را بخواهد به راهی بس راست هدایت می‌کند. quran_en_fa They say, "We believe in Allah and in the messenger, and we obey": but even after that, some of them turn away: they are not (really) Believers. و می‌گویند: به خدا و این پیامبر ایمان آوردیم و اطاعت کردیم، سپس گروهی از آنان پس از این [اعتراف] روی می‌گردانند، و اینان مؤمن [واقعی] نیستند.///و می‌گویند: به خدا و این پیامبر ایمان آوردیم و اطاعت کردیم، سپس گروهی از آنان پس از این [اعتراف] روی می‌گردانند، و اینان مؤمن [واقعی] نیستند.///و مى‌گویند: به خدا و پیامبرش ایمان آورده‌ایم و اطاعت مى‌کنیم. پس از آن گروهى از آنان باز مى‌گردند. و اینان ایمان نیاورده‌اند.///و مى‌گویند: به خدا و رسول او ایمان آوردیم و فرمان بردیم، آن‌گاه دسته‌اى از ایشان پس از این [ادعا] باز مى‌گردند، و آنها مؤمن نیستند///و مى‌گویند: «به خدا و پیامبر [او] گرویدیم و اطاعت کردیم.» آنگاه دسته‌اى از ایشان پس از این [اقرار] روى برمى‌گردانند، و آنان مؤمن نیستند.///و مى‌گویند: «ما به خدا و رسول ایمان آوردیم، و اطاعت مى‌کنیم.» اما گروهى از آنان بعد از این اقرار، پشت مى‌کنند. و آنان مؤمن واقعى نیستند.///و (منافقان هم مانند مؤمنان) می‌گویند که ما به خدا و رسول ایمان آورده و اطاعت می‌کنیم، و لیکن با این همه قول باز گروهی (وقت عمل، از حق) روی می‌گردانند و اصلا آنان ایمان ندارند.///و می‌گویند به خداوند و پیامبر ایمان آوردیم و فرمان می‌بریم، سپس گروهی از آنان بعد از این روی می‌گردانند، و اینان مؤمن نیستند///آنها می‌گویند: «به خدا و پیامبر ایمان داریم و اطاعت می‌کنیم!» ولی بعد از این ادعا، گروهی از آنان رویگردان می‌شوند؛ آنها (در حقیقت) مؤمن نیستند!///و گویند ایمان آوردیم به خدا و به رسول و فرمان بردیم پس پشت کنند گروهی از ایشان پس از آن و نیستند مؤمنان‌///و می‌گویند: «(ما) به خدا ایمان آوردیم و به پیامبر (او هم) گرویدیم و اطاعت‌ (شان) کردیم. ‌» سپس دسته‌ای از ایشان پس از این روی بر می‌گردانند و ایشان (از) مؤمنان نیستند. quran_en_fa When they are summoned to Allah and His messenger, in order that He may judge between them, behold some of them decline (to come). و زمانی که آنان را به سوی خدا و پیامبرش می‌خوانند تا [نسبت به اختلافاتی که دارند] میانشان داوری کند، ناگهان گروهی از آنان روی گردان می‌شوند.///و زمانی که آنان را به سوی خدا و پیامبرش می‌خوانند تا [نسبت به اختلافاتی که دارند] میانشان داوری کند، ناگهان گروهی از آنان روی گردان می‌شوند.///چون آنها را به خدا و پیامبرش خوانند تا میانشان حکم کند، بینى که گروهى اعراض مى‌کنند.///و چون به سوى خدا و پیامبر او خوانده شوند تا میان آنها داورى کند، ناگاه دسته‌اى از آنها روى بر مى‌تابند///و چون به سوى خدا و پیامبر او خوانده شوند، تا میان آنان داورى کند، بناگاه دسته‌اى از آنها روى برمى‌تابند.///و هرگاه به سوى خدا و رسولش خوانده شوند، تا [پیامبر] میانشان داورى کند، ناگهان گروهى از آنان، روى‌گردان مى‌شوند.///و هر گاه به سوی خدا و رسول خوانده شوند تا (رسول به حکم خدا) میان آنها قضاوت کند گروهی از ایشان (از این دعوت) اعراض می‌کنند.///و چون به سوی خداوند و پیامبرش خوانده شوند که [پیامبر] در میان آنان داوری کند، آنگاه است که گروهی از آنان رویگردان می‌شوند///و هنگامی که از آنان دعوت شود که بسوی خدا و پیامبرش بیایند تا در میانشان داوری کند، ناگهان گروهی از آنان رویگردان می‌شوند!///و گاهی که خوانده شوند بسوی خدا و پیمبرش تا حکم راند میانشان ناگاه گروهی از ایشانند روی‌گردانان‌///و هنگامی که سوی خدا و پیامبرش خوانده شوند -تا میانشان داوری کند- به ناگاه گروهی از آنان رویگردانند. quran_en_fa But if the right is on their side, they come to him with all submission. ولی اگر [بفهمند که] داوری حق به سود آنان می‌باشد، مطیعانه به سوی آن آیند.///ولی اگر [بفهمند که] داوری حق به سود آنان می‌باشد، مطیعانه به سوی آن آیند.///و اگر حق با آنها باشد مى‌آیند و به حکم گردن مى‌نهند.///و اگر [در موارد نزاع‌] حکم به سود آنان باشد، مطیعانه به سوى او مى‌آیند///و اگر حق به جانب ایشان باشد، به حال اطاعت به سوى او مى‌آیند.///و اگر حق با آنان باشد، با رضایت و تسلیم به سوى پیامبر مى‌آیند.///و اگر دعوی خود را بر حق بدانند البته با کمال انقیاد به سوی رسول می‌آیند.///و اگر حق با آنان باشد [شتابان‌] با اطاعت و تسلیم به نزد او می‌آیند///ولی اگر حق داشته باشند (و داوری به نفع آنان شود) با سرعت و تسلیم بسوی او می‌آیند!///و اگر باشد برای ایشان حق آیند بسوی او سرسپردگان‌///و اگر (در این حکم) برایشان حق (دلخواهشان) باشد، اذعان‌کنندگان، سویش روانند. quran_en_fa Is it that there is a disease in their hearts? or do they doubt, or are they in fear, that Allah and His Messenger will deal unjustly with them? Nay, it is they themselves who do wrong. آیا در دل هایشان بیماری [نفاق] است یا [در دین خدا] شک کرده‌اند یا می‌ترسند که خدا و پیامبرش بر آنان ستم کند؟ [چنین نیست] بلکه اینان خود ستمکارند.///آیا در دل هایشان بیماری [نفاق] است یا [در دین خدا] شک کرده‌اند یا می‌ترسند که خدا و پیامبرش بر آنان ستم کند؟ [چنین نیست] بلکه اینان خود ستمکارند.///آیا در دلهایشان مرضى است یا در تردید هستند یا بیم آن دارند که خدا و پیامبرش بر آنها ستم کنند؟ نه، آنان خود ستم پیشگانند.///آیا در دل‌هایشان بیمارى است یا به شک افتاده‌اند، یا از آن مى‌ترسند که خدا و فرستاده‌اش به آنها ستم کنند؟ نه، بلکه خودشان ستمکارند///آیا در دلهایشان بیمارى است، یا شک دارند، یا از آن مى‌ترسند که خدا و فرستاده‌اش بر آنان ستم ورزند؟ [نه،] بلکه خودشان ستمکارند.///آیا در دل‌هایشان بیماری است؟ یا دچار شک شده‌اند؟ یا بیم آن دارند که خداوند و پیامبرش حقى از آنان تباه کنند؟ بلکه آنان همان ستمگرانند.///آیا در دلهایشان مرض (جهل و نفاق) است یا شک و ریبی دارند یا می‌ترسند که خدا و رسول (در مقام قضاوت) بر آنها جور و ستمی کنند؟ (خدا ظلم نخواهد کرد) بلکه آنها خود مردمی ظالم و متعدیند.///آیا در دلهایشان بیماری است، یا شک و شبهه دارند، یا می‌ترسند که خداوند و پیامبر او بر آنان ستم روا دارند، نه بلکه اینان ستم‌پیشه‌اند///آیا در دلهای آنان بیماری است، یا شک و تردید دارند، یا می‌ترسند خدا و رسولش بر آنان ستم کنند؟! نه، بلکه آنها خودشان ستمگرند!///آیا در دلهای ایشان بیماری است یا شک دارند یا ترسند که ستم کند خدا بر ایشان و پیمبرش بلکه خود آنانند ستمکاران‌///آیا در دل‌هایشان بیماری‌ای است، یا شک مستندی داشتند، یا می‌ترسند که خدا بر آنان ستم روا دارد و فرستاده‌اش (نیز ستم کند)؟ (نه،) بلکه اینان خودشان ستمکارانند. quran_en_fa The answer of the Believers, when summoned to Allah and His Messenger, in order that He may judge between them, is no other than this: they say, "We hear and we obey": it is such as these that will attain felicity. گفتار مؤمنان هنگامی که آنان را به سوی خدا و پیامبرش می‌خوانند تا میانشان داوری کند، فقط این است که می‌گویند: شنیدیم و اطاعت کردیم و اینانند که رستگارند.///گفتار مؤمنان هنگامی که آنان را به سوی خدا و پیامبرش می‌خوانند تا میانشان داوری کند، فقط این است که می‌گویند: شنیدیم و اطاعت کردیم و اینانند که رستگارند.///چون مؤمنان را به خدا و پیامبرش فرا خوانند تامیانشان حکم کند، سخنشان جز این نیست که مى‌گویند: شنیدیم و اطاعت کردیم. اینان رستگارانند.///[اما] سخن مؤمنان، وقتى به سوى خدا و پیامبرش خوانده شوند تا میانشان داورى کند، تنها این است که مى‌گویند: شنیدیم و فرمان بردیم، و اینان همان رستگارانند///گفتار مؤمنان -وقتى به سوى خدا و پیامبرش خوانده شوند تا میانشان داورى کند- تنها این است که مى‌گویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم.» اینانند که رستگارند.///[ولى] چون مؤمنان را به سوی خدا و رسولش فراخوانند، تا [پیامبر] میانشان داورى کند، سخنشان جز این نیست که مى‌گویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم!» و اینان همان رستگارانند.///آن مؤمنانند که چون به سوی حکم خدا و رسولشان بخوانند تا (رسول به حکم خدا) میان آنها حکم کند (از دل و جان) خواهند گفت که شنیده و اطاعت می‌کنیم. و رستگاران عالم به حقیقت اینها هستند.///سخن مؤمنان چون به سوی خداوند و پیامبرش خوانده شوند که در میان آنان داوری کند، این است که می‌گویند شنیدیم و فرمان می‌بریم، و اینانند که رستگارند///سخن مؤمنان، هنگامی که بسوی خدا و رسولش دعوت شوند تا میان آنان داوری کند، تنها این است که می‌گویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم!» و اینها همان رستگاران واقعی هستند.///جز این نیست که گفتار مؤمنان گاهی که خوانده شوند بسوی خدا و پیمبرش تا حکم راند میان ایشان آن است که گویند شنیدیم و فرمانبردیم و ایشانند رستگاران‌///گفتار مؤمنان – هنگامی که سوی خدا و پیامبرش خوانده شوند تا میانشان داوری کند - تنها این بود که: «شنیدیم و اطاعت کردیم. ‌» و اینانند، (هم) ایشان رستگارکنندگان (خود و دیگران). quran_en_fa It is such as obey Allah and His Messenger, and fear Allah and do right, that will win (in the end), و کسانی که از خدا و پیامبرش اطاعت کنند و از خدا بترسند و از او پروا نمایند، پس آنان همان کامیابانند.///و کسانی که از خدا و پیامبرش اطاعت کنند و از خدا بترسند و از او پروا نمایند، پس آنان همان کامیابانند.///و کسانى که از خدا وپیامبرش فرمان مى‌برند و از خدا مى‌ترسند و پرهیزگارى مى‌کنند، رستگارانند.///و هر که خدا و فرستاده‌ى او را فرمان برد و از خدا بترسد و از [مخالفت امرش‌] بپرهیزد، اینانند که کامیاب خواهند بود///و کسى که خدا و فرستاده او را فرمان برد، و از خدا بترسد و از او پروا کند؛ آنانند که خود کامیابند.///و کسانی که از خدا و رسولش پیروى کنند و از خدا بترسند و از او پروا کنند، پس آنان کامیابند.///و هر کس فرمان خدا و رسول را اطاعت کند و خدا ترس و پرهیزگار باشد چنین کسان را فیروزی و سعادت خواهد بود.///و هر کس که از خداوند و پیامبر او اطاعت کند و از خداوند بترسد، و از او پروا داشته باشد، اینانند که کامیابند///و هر کس خدا و پیامبرش را اطاعت کند، و از خدا بترسد و از مخالفت فرمانش بپرهیزد، چنین کسانی همان پیروزمندان واقعی هستند!///و آنکو فرمان برد خدا و پیمبرش را و بترسد خدا را و بپرهیزدش پس آنانند کامیابان‌///و کسی که خدا و فرستاده‌ی او را فرمان برد و از خدا بهراسد و از او پروا کند، پس اینان، (هم) ایشان به‌سلامتی‌رسندگان به خیرند. quran_en_fa They swear their strongest oaths by Allah that, if only thou wouldst command them, they would leave (their homes). Say: "Swear ye not; Obedience is (more) reasonable; verily, Allah is well acquainted with all that ye do." و با سخت‌ترین سوگندهایشان به خدا سوگند خوردند که اگر به آنان [برای بیرون رفتن به سوی جهاد] فرمان دهی حتما بیرون می‌روند، بگو: سوگند نخورید، [آنچه بر شما واجب است] اطاعت پسندیده است [نه سوگند]، به یقین خدا به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///و با سخت‌ترین سوگندهایشان به خدا سوگند خوردند که اگر به آنان [برای بیرون رفتن به سوی جهاد] فرمان دهی حتما بیرون می‌روند، بگو: سوگند نخورید، [آنچه بر شما واجب است] اطاعت پسندیده است [نه سوگند]، به یقین خدا به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///به خدا قسم خوردند، قسمهاى سخت، که اگر به آنها فرمان دهى از دیار خود بیرون روند. بگو: قسم مخورید، طاعتى در خور بیاورید. خدا به کارهایى که مى‌کنید آگاه است.///و با سوگندهاى سخت خود قسم خوردند که اگر به آنها فرمان دهى، بى‌شک [براى جهاد] بیرون خواهند آمد. بگو: سوگند مخورید. اطاعتى نیکو و خالصانه [از پیامبر لازم‌] است البته خداوند به آنچه مى‌کنید آگاه است///و با سوگندهاى سخت خود به خدا سوگند یاد کردند که اگر به آنان فرمان دهى، بى شک [براى جهاد] بیرون خواهند آمد. بگو: «سوگند مخورید. اطاعتى پسندیده [بهتر است‌] که خدا به آنچه مى‌کنید داناست.»///و [منافقان] سخت‌ترین سوگندهایشان را به نام خدا خوردند، که اگر [براى جهاد] دستور بدهى، قطعا از خانه خارج مى‌شوند. [به آنان] بگو: «سوگند نخورید! اطاعت پسندیده [بهتر از گزافه‌گویى است]! البته خداوند به کارهایى که مى‌کنید، آگاه است.»///و منافقان شدیدترین قسم را به نام خدا یاد کنند که اگر تو آنها را امر کنی البته همه (به جهاد دشمن) بیرون خواهند رفت، بگو: سوگند یاد مکنید، که طاعت پسندیده و مطلوب است (نه سوگند دروغ منافقانه. و بترسید که) خدا به هر چه می‌کنید کاملا آگاه است.///و سخت‌ترین سوگندهایشان را به [نام‌] خداوند می‌خورند که اگر به ایشان دستور دهی [برای جهاد] بیرون می‌آیند بگو سوگند نخورید اطاعت متعارف بهتر [از گزافگویی‌] است، بی‌گمان خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است‌///آنها با نهایت تأکید سوگند یاد کردند که اگر به آنان فرمان دهی، (از خانه و اموال خود) بیرون می‌روند (و جان را در طبق اخلاص گذارده تقدیم می‌کنند)؛ بگو: «سوگند یاد نکنید؛ شما طاعت خالصانه نشان دهید که خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است!»///و سوگند یاد کردند به خدا سخت‌ترین سوگندان خود که اگر بفرمائیشان هر آینه برون روند بگو سوگند یاد نکنید فرمانبرداری است شناخته همانا خدا آگاه است بدانچه می‌کنید///و با سوگندهای مؤکدشان به خدا سوگند یاد کردند (که) اگر فرمانشان دهی، بی‌گمان (برای جهاد) همواره بیرون خواهند آمد. بگو: «سوگند مخورید. (تنها) اطاعتی شناخته‌شده (باید و) خدا به‌درستی به آنچه می‌کنید بسی داناست.» quran_en_fa Say: "Obey Allah, and obey the Messenger: but if ye turn away, he is only responsible for the duty placed on him and ye for that placed on you. If ye obey him, ye shall be on right guidance. The Messenger's duty is only to preach the clear (Message). بگو: خدا را [در همه امور] اطاعت کنید و این پیامبر را نیز اطاعت کنید؛ پس اگر روی بگردانید [زیانی متوجه پیامبر نمی‌شود، زیرا] بر او فقط آن [مسؤولیتی] است که بر عهده‌اش نهاده شده و بر شما هم آن [مسؤولیتی] است که بر عهده شما نهاده شده است. و اگر او را اطاعت کنید هدایت می‌یابید. و بر عهده این پیامبر جز رساندن آشکار [پیام وحی] نیست.///بگو: خدا را [در همه امور] اطاعت کنید و این پیامبر را نیز اطاعت کنید؛ پس اگر روی بگردانید [زیانی متوجه پیامبر نمی‌شود، زیرا] بر او فقط آن [مسؤولیتی] است که بر عهده‌اش نهاده شده و بر شما هم آن [مسؤولیتی] است که بر عهده شما نهاده شده است. و اگر او را اطاعت کنید هدایت می‌یابید. و بر عهده این پیامبر جز رساندن آشکار [پیام وحی] نیست.///بگو: از خدا اطاعت کنید و از پیامبر اطاعت کنید. پس اگر رویگردان شوید، بر پیامبر است آنچه بدو تکلیف کرده‌اند، و بر شماست آنچه بر شما تکلیف کرده‌اند. و اگر از او اطاعت کنید هدایت یابید. و بر پیامبر جز تبلیغ آشکار هیچ نیست.///بگو: اطاعت خدا کنید و پیامبر را فرمان برید، پس اگر روى برتابید، پیامبر مسئول چیزى است که بر او تکلیف شده و شما مسئول چیزى هستید که بدان تکلیف شده‌اید. اما اگر اطاعتش کنید، هدایت خواهید یافت. و بر پیامبر [حکمى‌] جز ابلاغ آشکار نیست///بگو: «خدا و پیامبر را اطاعت کنید. پس اگر پشت نمودید، [بدانید که‌] بر عهده اوست آنچه تکلیف شده و بر عهده شماست آنچه موظف هستید. و اگر اطاعتش کنید راه خواهید یافت، و بر فرستاده [خدا] جز ابلاغ آشکار [مأموریتى‌] نیست.///بگو: «خدا را اطاعت کنید و پیامبر را فرمان برید!» پس اگر سرپیچى کنید، پیامبر مسئول اعمال خویش است، و شما مسئول اعمال خود! و اگر اطاعتش کنید، هدایت مى‌یابید. و پیامبر جز رساندن آشکار [پیام وحى‌]، مسئولیتى ندارد.///بگو که خدا را فرمان برید و رسول را اطاعت کنید. پس اگر اطاعت نکردید بر او بار رسالت اوست و بر شما بار تکلیف خویش است، و اگر او را اطاعت کنید هدایت (و سعادت) خواهید یافت، و بر رسول جز ابلاغ روشن رسالت تکلیفی نیست.///بگو از خداوند اطاعت کنید و از پیامبر [هم‌] اطاعت کنید، و اگر روی بگردانید، بر عهده او [پیامبر] تکلیف خود اوست، و بر شما تکلیف خود شماست، و اگر از او اطاعت کنید هدایت می‌یابید، و بر پیامبر جز پیام‌رسانی آشکار نیست‌///بگو: «خدا را اطاعت کنید، و از پیامبرش فرمان برید! و اگر سرپیچی نمایید، پیامبر مسؤول اعمال خویش است و شما مسؤول اعمال خود! اما اگر از او اطاعت کنید، هدایت خواهید شد؛ و بر پیامبر چیزی جز رساندن آشکار نیست!»///بگو فرمان برید خدا را و فرمان برید پیمبر را پس اگر پشت کردند جز این نیست که بر او است آنچه بار شد و بر شما است آنچه بار شدید و اگر فرمانبریدش رهبری شوید و نیست بر پیمبر جز رساندن آشکار///بگو: «خدا را اطاعت کنید و از پیامبر (ش نیز) پیروی نمایید.» پس اگر پشت نمودند، (بدانید که) تنها بر عهده‌ی اوست آنچه (بدان) موظف شده و بر عهده‌ی شماست آنچه بدان موظف شدید. و اگر اطاعتش کنید راه خواهید یافت. و بر فرستاده (ی خدا) جز ابلاغ روشنگر (مأموریتی) نیست. quran_en_fa Allah has promised, to those among you who believe and work righteous deeds, that He will, of a surety, grant them in the land, inheritance (of power), as He granted it to those before them; that He will establish in authority their religion - the one which He has chosen for them; and that He will change (their state), after the fear in which they (lived), to one of security and peace: 'They will worship Me (alone) and not associate aught with Me. 'If any do reject Faith after this, they are rebellious and wicked. خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، وعده داده است که حتما آنان را در زمین جانشین [دیگران] کند، همان گونه که پیشینیان آنان را جانشین [دیگران] کرد، و قطعا دینشان را که برای آنان پسندیده به سودشان استوار و محکم نماید، و یقینا ترس و بیمشان را تبدیل به امنیت کند، [تا جایی که] فقط مرا بپرستند [و] هیچ چیزی را شریک من نگیرند. و آنان که پس از این نعمت‌های ویژه ناسپاسی ورزند [در حقیقت] فاسق اند.///خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، وعده داده است که حتما آنان را در زمین جانشین [دیگران] کند، همان گونه که پیشینیان آنان را جانشین [دیگران] کرد، و قطعا دینشان را که برای آنان پسندیده به سودشان استوار و محکم نماید، و یقینا ترس و بیمشان را تبدیل به امنیت کند، [تا جایی که] فقط مرا بپرستند [و] هیچ چیزی را شریک من نگیرند. و آنان که پس از این نعمت‌های ویژه ناسپاسی ورزند [در حقیقت] فاسق اند.///خدا به کسانى از شما که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند وعده داد که در روى زمین جانشین دیگرانشان کند، همچنان که مردمى را که پیش از آنها بودند جانشین دیگران کرد. و دینشان را -که خود برایشان پسندیده است- استوار سازد. و وحشتشان را به ایمنى بدل کند. مرا مى‌پرستند و هیچ چیزى را با من شریک نمى‌کنند. و آنها که از این پس ناسپاسى کنند، نافرمانند.///خدا به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، وعده داده است که حتما آنها را در زمین جانشین کند، چنان که اسلافشان را جانشین کرد، و دینشان را که برایشان پسندیده، براى آنها استقرار بخشد و خوفشان را به ایمنى بدل سازد، آنان مرا عبادت مى‌کنن///خدا به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، وعده داده است که حتما آنان را در این سرزمین جانشین [خود] قرار دهد؛ همان گونه که کسانى را که پیش از آنان بودند جانشین [خود] قرار داد، و آن دینى را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند، و بیمشان را به ایمنى مبدل گرداند، [تا] مرا عبادت کنند و چیزى را با من شریک نگردانند، و هر کس پس از آن به کفر گراید؛ آنانند که نافرمانند.///خداوند به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، وعده داده است که حتما آنان را در زمین، جانشین [و حکمران] قرار دهد، همان‌گونه که کسانى پیش از ایشان را جانشین کرد. و قطعا دینى را که خداوند براى آنان پسندیده است، پابرجا و ریشه‌دار خواهد ساخت. و ترسشان را تبدیل به امنیت کند. تا مرا بپرستند [و] چیزى را شریک من نسازند. وکسانی که بعد از این [نعمت‌ها]، کفر ورزند، پس آنان، همان فاسقانند.///خدا به کسانی از شما بندگان که (به خدا و حجت عصر علیه السلام) ایمان آرند و نیکوکار گردند وعده فرمود که (در ظهور امام زمان) در زمین خلافتشان دهد چنانکه امم صالح پیمبران سلف را جانشین پیشینیان آنها نمود، و دین پسندیده آنان را (که اسلام واقعی است بر همه ادیان) تمکین و تسلط عطا کند و به همه آنان پس از خوف و اندیشه از دشمنان ایمنی کامل دهد که مرا به یگانگی، بی هیچ شائبه، شرک و ریا پرستش کنند، و بعد از آن هر که کافر شود پس آنان به حقیقت همان فاسقان تبهکارند.///خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، وعده داده است که آنان را در این سرزمین جانشین گرداند، همچنانکه کسانی را که پیش از آنان بودند نیز جانشین [پیشینیان‌] گرداند، و دینشان را که بر آنان می‌پسندد، برای آنان پایگاه دهد، و بعد از بیمناکیشان، به آنان امن و امان ببخشد، [تا] مرا بپرستند و چیزی را شریک من قرار ندهند، و هر کس که بعد از این کفرورزد، اینانند که نافرمانند///خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند وعده می‌دهد که قطعا آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید؛ و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشه‌دار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدل می‌کند، آنچنان که تنها مرا می‌پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت. و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند.///وعده داد خدا آنان را که ایمان آوردند از شما و کردار شایسته کردند که جای‌نشین گرداندشان در زمین چنانکه جای‌نشین گردانید آنان را که پیش از ایشان بودند و هر آینه فرمانروا گرداند برای ایشان دینشان را که پسندید برای ایشان و همانا بدیشان دهد پس از ترسشان آسایشی بپرستندم و شرک نورزند به من چیزی و آنکه کفر ورزد پس از این همانا آنانند نافرمانان‌///خدا - به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته (ی ایمان) کردند - وعده داده است که همواره (این کسان را) در زمین (و زمینه‌ی تکلیف) به‌راستی جانشین (ناکسان) کند؛ همان‌گونه که کسانی را که پیش از آنان بودند جانشین (ناکسانی) کرد و همواره دینشان را - که برایشان خشنود بود - همچنان برایشان پای‌برجا کند و همانا بیمشان را بی‌گمان به ایمنی (کامل) مبدل گرداند، در حالی‌که مرا عبادت کنند (و) چیزی را با من شریک نگردانند. و هر کس پس از آن به کفر گراید آنان، (هم) آنان فاسقانند. quran_en_fa So establish regular Prayer and give regular Charity; and obey the Messenger; that ye may receive mercy. و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید، و این پیامبر را اطاعت کنید تا مورد رحمت قرار گیرید.///و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید، و این پیامبر را اطاعت کنید تا مورد رحمت قرار گیرید.///و نماز بگزارید و زکات بدهید و از پیامبر اطاعت کنید، باشد که بر شما رحمت آورند.///و نماز را برپا کنید و زکات بدهید و پیامبر را فرمان برید تا مشمول رحمت شوید///و نماز را برپا کنید و زکات را بدهید و پیامبر [خدا] را فرمان برید تا مورد رحمت قرار گیرید.///و نماز را به­پا دارید و زکات را بپردازید و از پیامبر اطاعت کنید. باشد که مورد رحمت قرار گیرید.///و نماز را به پا دارید و زکات بدهید و رسول ما را اطاعت کنید، باشد که مورد لطف و رحمت شوید.///و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و از پیامبر اطاعت کنید باشد که مشمول رحمت شوید///و نماز را برپا دارید، و زکات را بدهید، و رسول (خدا) را اطاعت کنید تا مشمول رحمت (او) شوید.///و بپای دارید نماز را و بدهید زکات را و فرمان برید پیمبر را شاید رحم شوید///و نماز را بر پا بدارید و زکات را بدهید و پیامبر (خدا) را فرمان برید، شاید مورد رحمت قرار گیرید. quran_en_fa Never think thou that the Unbelievers are going to frustrate (Allah's Plan) on earth: their abode is the Fire,- and it is indeed an evil refuge! گمان مکن کسانی که کافر شدند [برای آنان میسر است که] عاجز کننده [خدا] در زمین باشند [تا بتوانند از دسترس قدرت او بیرون روند]؛ و جایگاهشان آتش است، و بد جایگاهی است.///گمان مکن کسانی که کافر شدند [برای آنان میسر است که] عاجز کننده [خدا] در زمین باشند [تا بتوانند از دسترس قدرت او بیرون روند]؛ و جایگاهشان آتش است، و بد جایگاهی است.///مپندار که کافران مى‌توانند در این سرزمین به جایى بگریزند. جایگاهشان جهنم است، و چه بد سرانجامى است.///گمان نکنید کسانى که کافر شدند، ناتوان کننده‌ى ما در زمین هستند، جایگاهشان آتش است، و بد سر انجامى است///و مپندار کسانى که کفر ورزیدند [ما را] در زمین درمانده مى‌کنند؛ جایگاهشان در آتش است و چه بد بازگشتگاهى است.///هرگز گمان مبر که کافران، ما را در زمین ناتوان و درمانده مى‌کنند. [آنان نمى‌توانند از مجازات الهى بگریزند!] جایگاهشان آتش است. و به راستى که سرانجام بدى است!///(ای رسول) هرگز مپندار که کافران در زمین معجز و قدرتی خواهند یافت، و جایگاهشان (نیز در آخرت) دوزخ است که بسیار منزلگاه بدی است.///کافران را هرگز در این سرزمین به ستوه‌آورنده‌ [ی مؤمنان‌] مپندار، و سرا و سرانجام آنان آتش دوزخ است، و بد سیر و سرانجامی است‌///گمان مبر کافران می‌توانند از چنگال مجازات الهی در زمین فرار کنند! جایگاه آنان آتش است، و چه بد جایگاهی است!///نپندار آنان را که کفر ورزیدند به عجزآرندگان در زمین و جایگاه ایشان است آتش و چه زشت بازگشتگاهی است‌///و هرگز مپندار کسانی که کافر شدند (ما را) در زمین درمانده‌کنندگانند؛ حال آنکه پناهگاهشان آتش است و بی‌امان (چه) بد بازگشتگاهی است. quran_en_fa O ye who believe! let those whom your right hands possess, and the (children) among you who have not come of age ask your permission (before they come to your presence), on three occasions: before morning prayer; the while ye doff your clothes for the noonday heat; and after the late-night prayer: these are your three times of undress: outside those times it is not wrong for you or for them to move about attending to each other: Thus does Allah make clear the Signs to you: for Allah is full of knowledge and wisdom. ای اهل ایمان! باید بردگانتان و کسانی از شما که به مرز بلوغ نرسیده‌اند [هنگام ورود به خلوت خانه شخصی شما] سه بار [در سه زمان] از شما اجازه بگیرند، پیش از نماز صبح، و هنگام [استراحت] نیم روز که جامه هایتان را کنار می‌نهید، و پس از نماز عشا؛ [این زمان‌ها] سه زمان خلوت شماست، بعد از این سه زمان بر شما و آنان گناهی نیست [که بدون اجازه وارد شوند؛ زیرا آنان] همواره نزد شما در رفت و آمدند و با یکدیگر نشست و برخاست دارید. این گونه خدا آیاتش را برای شما بیان می‌کند، و خدا دانا و حکیم است.///ای اهل ایمان! باید بردگانتان و کسانی از شما که به مرز بلوغ نرسیده‌اند [هنگام ورود به خلوت خانه شخصی شما] سه بار [در سه زمان] از شما اجازه بگیرند، پیش از نماز صبح، و هنگام [استراحت] نیم روز که جامه هایتان را کنار می‌نهید، و پس از نماز عشا؛ [این زمان‌ها] سه زمان خلوت شماست، بعد از این سه زمان بر شما و آنان گناهی نیست [که بدون اجازه وارد شوند؛ زیرا آنان] همواره نزد شما در رفت و آمدند و با یکدیگر نشست و برخاست دارید. این گونه خدا آیاتش را برای شما بیان می‌کند، و خدا دانا و حکیم است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، باید بندگان شما و آنها که هنوز به حد بلوغ نرسیده‌اند، در سه هنگام از شما براى وارد شدن به خانه رخصت طلبند: پیش از نماز صبح و هنگام ظهر که لباس از تن بیرون مى‌کنید و بعد از نماز عشا. این سه وقت، وقت خلوت شماست. در غیر آن سه هنگام، شما و آنها گناهى مرتکب نشده‌اید اگر بر یکدیگر بگذرید. خدا آیات را اینچنین براى شما بیان مى‌کند، و خدا دانا و حکیم است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! بردگان شما و کسانى از شما که به سن بلوغ نرسیده‌اند، باید در سه وقت از شما اجازه بگیرند: پیش از نماز صبح و هنگام ظهر که لباس از تن بیرون مى‌کنید و بعد از نماز عشا. این سه وقت، خلوت شماست. در غیر این مواقع، نه بر شما و نه ب///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، قطعا باید غلام و کنیزهاى شما و کسانى از شما که به [سن‌] بلوغ نرسیده‌اند سه بار در شبانه روز از شما کسب اجازه کنند: پیش از نماز بامداد، و نیمروز که جامه‌هاى خود را بیرون مى‌آورید، و پس از نماز شامگاهان. [این،] سه هنگام برهنگى شماست، نه بر شما و نه بر آنان گناهى نیست که غیر از این [سه هنگام‌] گرد یکدیگر بچرخید [و با هم معاشرت نمایید]. خداوند آیات [خود] را این گونه براى شما بیان مى‌کند، و خدا داناى سنجیده‌کار است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! بردگان شما و کودکانتان که به سن بلوغ نرسیده‌اند، باید در سه وقت از شما [براى ورود به اتاق شخصى] اجازه بگیرند: پیش از نماز صبح، و نیمروز، هنگامى که لباس از تن بیرون مى‌کنید، و بعد از نماز عشاء. این سه وقت هنگام استراحت و خلوت شماست، در غیر این سه وقت، بر شما و بر آنان گناهى نیست، [که بی‌اجازه وارد شوند؛ زیرا آنان] گرد شما در گردشند و با یکدیگر به سر مى‌برید. خداوند این‌گونه آیات را براى شما بیان مى‌کند. و خداوند دانایى فرزانه است.///ای کسانی که ایمان آورده‌اید (بدانید که) بندگان ملکی شما و اطفال شما که هنوز به وقت احتلام و زمان بلوغ نرسیده‌اند باید (شبانه روزی) سه مرتبه از شما اجازه ورود بخواهند: یک بار پیش از نماز صبح و دیگر هنگام ظهر که جامه‌ها را از تن برمی‌گیرید و دیگر پس از نماز خفتن، که این سه وقت هنگام عورت و خلوت شماست (اکثر برهنه یا در لباس کوتاهید) و بعد از این سه بار اجازه، دیگر باکی بر شما و آنها نیست که (بی‌دستور) با بندگان و اطفال خود گرد یکدیگر جمع شوید و هر ساعت در کارها به شما مراجعه کنند. خدا آیات را بر شما چنین روشن بیان می‌کند، و خدا (به کار بندگان) دانا و (به مصالح خلق) آگاه است.///ای مؤمنان، باید که ملک یمینهایتان و کسانی از شما که هنوز به حد بلوغ نرسیده‌اند، سه بار، پیش از نماز صبح، و هنگامی که در ظهر لباسهایتان را درمی‌آورید، و پس از نماز عشاء، که سه هنگام برهنگی شماست، از شما [برای ورود] اجازه بگیرند، و پس از آن [سه هنگام‌] نه بر شما و نه برایشان گناهی نیست، چرا که پیرامون شما در گردشند، و با هم حشر و نشر دارید، بدین‌سان خداوند آیات خویش را برای شما روشن می‌گرداند، و خداوند دانای فرزانه است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بردگان شما، و همچنین کودکانتان که به حد بلوغ نرسیده‌اند، در سه وقت باید از شما اجازه بگیرند: پیش از نماز صبح، و نیمروز هنگامی که لباسهای (معمولی) خود را بیرون می‌آورید، و بعد از نماز عشا؛ این سه وقت خصوصی برای شماست؛ اما بعد از این سه وقت، گناهی بر شما و بر آنان نیست (که بدون اذن وارد شوند) و بر گرد یکدیگر بگردید (و با صفا و صمیمیت به یکدیگر خدمت نمایید). این گونه خداوند آیات را برای شما بیان می‌کند، و خداوند دانا و حکیم است!///ای آنان که ایمان آوردید باید دستور خواهند از شما آنان که مالک است دستهای شما و آنان که نرسیدند مردی را از شما سه بار پیش از نماز بامداد و گاهی که بگذارید جامه‌های خود را به نیمروز و پس از نماز شام سه عورت است برای شما نیست بر شما و نه بر ایشان پروائی پس از آنها گردش‌کنندگان باشند بر شما برخی بر برخی بدینسان بیان کند خدا برای شما آیتها را و خدا است دانای حکیم‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! غلامان و کنیزان شما و کسانی از شما که به (حال) ازدواج نرسیده‌اند باید بی‌چون سه‌بار در شباروز از شما اجازه بخواهند: پیش از نماز بامدادان و هنگامی‌که جامه‌های خود را پس از نماز ظهر (برای استراحت) بیرون می‌آورید و پس از نماز عشاء. (این‌ها) سه عورت (و برهنگی) شماست. نه بر شما و نه بر آنان گناهی نیست که غیر از این سه هنگام گرد یکدیگر در حال گردش باشید، بعضی از شما بر (گرد) بعضی دیگر (تان). خدا آیات (خود) را این‌گونه برایتان بیان می‌کند و خدا بس دانایی سنجیده‌کار است. quran_en_fa But when the children among you come of age, let them (also) ask for permission, as do those senior to them (in age): Thus does Allah make clear His Signs to you: for Allah is full of knowledge and wisdom. و هنگامی که کودکان شما به مرز بلوغ رسیدند، باید [برای ورود به خلوت خانه شخصی شما] اجازه بگیرند، همان گونه که کسانی که پیش از آنان [به مرز بلوغ رسیده بودند] اجازه می‌گرفتند. خدا این گونه آیاتش را برای شما بیان می‌کند؛ و خدا دانا و حکیم است.///و هنگامی که کودکان شما به مرز بلوغ رسیدند، باید [برای ورود به خلوت خانه شخصی شما] اجازه بگیرند، همان گونه که کسانی که پیش از آنان [به مرز بلوغ رسیده بودند] اجازه می‌گرفتند. خدا این گونه آیاتش را برای شما بیان می‌کند؛ و خدا دانا و حکیم است.///و چون اطفال شما به حد بلوغ رسیدند، باید همانند کسانى که ذکرشان گذشت رخصت طلبند. خدا آیات را اینچنین براى شما بیان مى‌کند. و خدا دانا و حکیم است.///و چون کودکان شما به سن بلوغ رسیدند، باید همانند کسانى که پیش از ایشان [در همین شرایط] اجازه مى‌گرفتند، کسب اجازه کنند. خدا آیات خود را این گونه براى شما بیان مى‌کند، و خدا داناى حکیم است///و چون کودکان شما به [سن‌] بلوغ رسیدند، باید از شما کسب اجازه کنند؛ همان گونه که آنان که پیش از ایشان بودند کسب اجازه کردند. خدا آیات خود را این گونه براى شما بیان مى‌دارد، و خدا داناى سنجیده‌کار است.///و چون کودکان شما به حد بلوغ رسیدند، باید [در تمام اوقات براى ورود به اتاق خصوصى پدر و مادر] اجازه بگیرند. مانند کسانی که پیش از آنان اجازه می­گرفتند. خداوند این‌گونه آیات خود را براى شما بیان مى‌کند. و خداوند دانایى فرزانه است.///و آن گاه که اطفال شما به حد بلوغ و احتلام رسیدند باید مانند سایر بالغان (البته همه وقت) با اجازه وارد شوند. خدا آیات خود را برای شما بدین روشنی بیان می‌کند، و خدا (به صلاح بندگان) دانا و (در وضع تکلیف) محکم کار است.///و چون فرزندانتان به حد بلوغ می‌رسند، باید همانند کسانی که پیش از آنان [در همین شرایط] اجازه می‌گرفتند، [برای ورود] اجازه بگیرند، بدین‌سان خداوند آیاتش را برای شما روشن می‌گرداند، و خداوند دانای فرزانه است‌///و هنگامی که اطفال شما به سن بلوغ رسند باید اجازه بگیرند، همان گونه که اشخاصی که پیش از آنان بودند اجازه می‌گرفتند؛ اینچنین خداوند آیاتش را برای شما بیان می‌کند، و خدا دانا و حکیم است!///و هنگامی که رسند کودکان از شما مردی را پس باید دستوری خواهند چنانکه دستوری خواستند آنان که پیش از ایشان بودند بدینسان بیان کند خدای برای شما آیتهای خویش را و خدا است دانای حکیم‌///و چون کودکانتان به (حال) احتلام (و شهوت جنسی) رسیدند، پس باید از شما اجازه بخواهند؛ همانند آنان که پیش از اینان بودند (و) اجازه خواستند. خدا آیات خود را این گونه برایتان بیان می‌کند، و خدا بس دانایی سنجیده‌کار است. quran_en_fa Such elderly women as are past the prospect of marriage,- there is no blame on them if they lay aside their (outer) garments, provided they make not a wanton display of their beauty: but it is best for them to be modest: and Allah is One Who sees and knows all things. و بر زنان از کار افتاده‌ای که امید ازدواجی ندارند، گناهی نیست که حجاب و روپوش خود را کنار بگذارند، در صورتی که با زیور و آرایش خویش قصد خودآرایی نداشته باشند. و پاکدامنی برای آنان بهتر است؛ و خدا شنوا و داناست.///و بر زنان از کار افتاده‌ای که امید ازدواجی ندارند، گناهی نیست که حجاب و روپوش خود را کنار بگذارند، در صورتی که با زیور و آرایش خویش قصد خودآرایی نداشته باشند. و پاکدامنی برای آنان بهتر است؛ و خدا شنوا و داناست.///پیرزنان که دیگر امید شوى‌کردنشان نیست، بى‌آنکه زینتهاى خود را آشکار کنند، اگر چادر خویش بنهند مرتکب گناهى نشده‌اند. و خوددارى‌کردن برایشان بهتر است و خدا شنوا و داناست.///و بر زنان از کار افتاده‌اى که امید زناشویى ندارند گناهى نیست که پوشش خود را کنار نهند، در صورتى که زینت نمایى نکنند، و عفت ورزیدن براى آنها بهتر است، و خدا شنواى داناست///و بر زنان از کار افتاده‌اى که [دیگر] امید زناشویى ندارند گناهى نیست که پوشش خود را کنار نهند [به شرطى که‌] زینتى را آشکار نکنند؛ و عفت ورزیدن براى آنها بهتر است، و خدا شنواى داناست.///و بر زنان سالخورده‌اى که امیدى به ازدواج ندارند، گناهی نیست که حجاب و روپوش خود را کنار بگذارند، به شرطى که زیورشان را آشکار و خودآرایى نکنند. و پاکدامنى [و پوشش] براى آنان بهتر است. و خداوند شنوای دانا است.///و زنان سالخورده که (از ولادت و عادت) باز نشسته‌اند و امید ازدواج و نکاح ندارند بر آنان باکی نیست در صورتی که اظهار تجملات و زینت خود نکنند که جامه‌های خود (یعنی لباسهای رو مانند عبا و چادر و روپوش و امثال آن) را نزد نامحرمان برگیرند، و باز هم عفت و تقوا گزینی (و بر نگرفتن جامه) بر آنان (در دین و دنیا) بهتر است، و خدا (به سخنان خلق) شنوا و (به اغراض و نیات آنها) آگاه است.///و زنان یائسه‌ای که امید زناشویی ندارند، بر آنان گناهی نیست که جامه‌ها [/چادرها] یشان را فرو گذارند، به شرط آنکه زینت‌نمایی نکنند، و اینکه پاکدامنی بورزند [و چادرهایشان را فرو نگذارند] بر ایشان بهتر است، و خداوند شنوای داناست‌///و زنان از کارافتاده‌ای که امید به ازدواج ندارند، گناهی بر آنان نیست که لباسهای (رویین) خود را بر زمین بگذارند، بشرط اینکه در برابر مردم خودآرایی نکنند؛ و اگر خود را بپوشانند برای آنان بهتر است؛ و خداوند شنوا و داناست.///و بازنشستگان از زنانی که امید آمیزش ندارند پس نیست بر ایشان پروائی که بگذارند جامه‌های خود را ناآشکارکنندگان زیوری و عفت جویند بهتر است برای ایشان و خدا است شنوای دانا///و بر زنان بازنشسته (و از کار افتاده) ای که (دیگر) امید زناشویی (جنسی) ندارند، پس بر آنان گناهی نیست که لباس‌های (حجاب) خود را کنار نهند، حال آنکه زینتی جالب نظر و آشکارگر نکنند؛ و (اما همان) پوشش برایشان بهتر است. و خدا بس شنوای بسیار داناست. quran_en_fa It is no fault in the blind nor in one born lame, nor in one afflicted with illness, nor in yourselves, that ye should eat in your own houses, or those of your fathers, or your mothers, or your brothers, or your sisters, or your father's brothers or your father's sisters, or your mother's brothers, or your mother's sisters, or in houses of which the keys are in your possession, or in the house of a sincere friend of yours: there is no blame on you, whether ye eat in company or separately. But if ye enter houses, salute each other - a greeting of blessing and purity as from Allah. Thus does Allah make clear the signs to you: that ye may understand. بر نابینا و لنگ و بیمار و خود شما گناهی نیست که [بدون هیچ اجازه‌ای از خانه هایی که ذکر می‌شود، غذا] بخورید: از خانه‌های خودتان، یا خانه‌های پدرانتان، یا خانه‌های مادرانتان یا خانه‌های برادرانتان، یا خانه‌های خواهرانتان، یا خانه‌های عموهایتان، یا خانه‌های عمه هایتان، یا خانه‌های دایی هایتان، یا خانه‌های خاله هایتان، یا خانه هایی که کلیدهایشان در اختیار شماست، یا خانه‌های دوستانتان؛ بر شما گناهی نیست که [با دیگر اعضای خانواده خود] دسته جمعی یا جدا جدا غذا بخورید. پس هرگاه به خانه هایی [که ذکر شد] وارد شدید، بر خودتان سلام کنید که درودی است از سوی خدا [درودی] پربرکت و پاکیزه، خدا این گونه آیات را برای شما بیان می‌کند تا بیندیشید.///بر نابینا و لنگ و بیمار و خود شما گناهی نیست که [بدون هیچ اجازه‌ای از خانه هایی که ذکر می‌شود، غذا] بخورید: از خانه‌های خودتان، یا خانه‌های پدرانتان، یا خانه‌های مادرانتان یا خانه‌های برادرانتان، یا خانه‌های خواهرانتان، یا خانه‌های عموهایتان، یا خانه‌های عمه هایتان، یا خانه‌های دایی هایتان، یا خانه‌های خاله هایتان، یا خانه هایی که کلیدهایشان در اختیار شماست، یا خانه‌های دوستانتان؛ بر شما گناهی نیست که [با دیگر اعضای خانواده خود] دسته جمعی یا جدا جدا غذا بخورید. پس هرگاه به خانه هایی [که ذکر شد] وارد شدید، بر خودتان سلام کنید که درودی است از سوی خدا [درودی] پربرکت و پاکیزه، خدا این گونه آیات را برای شما بیان می‌کند تا بیندیشید.///بر نابینا حرجى نیست و بر لنگ حرجى نیست و بر بیمار حرجى نیست. و بر شما حرجى نیست اگر از خانه خود یا خانه پدرتان یا خانه مادرتان یا خانه برادرتان یا خانه خواهرتان یا خانه عمویتان یا خانه عمه‌تان یا خانه داییتان یا خانه خاله‌تان یا خانه‌اى که کلیدهاى آن نزد شماست یا خانه دوستتان چیزى بخورید. و گناهى مرتکب نشده‌اید اگر با هم بخورید یا جداجدا. و چون به خانه‌اى داخل شوید بر یکدیگر سلام کنید. این تحیتى است مبارک و پاکیزه از جانب خدا. خدا آیات را براى شما اینچنین بیان مى‌کند، باشد که تعقل کنید.///بر نابینا و لنگ و بیمار و بر خودتان ایرادى نیست که از خانه‌هاى خود [و فرزندان و زنانتان‌] بخورید، یا از خانه‌هاى پدرانتان، یا خانه‌هاى مادرانتان، یا خانه‌هاى برادرانتان، یا خانه‌هاى خواهرانتان، یا خانه‌هاى عموهایتان، یا خانه‌هاى عمه‌هایتان، یا خانه‌///بر نابینا و لنگ و بیمار و بر شما ایرادى نیست که از خانه‌هاى خودتان بخورید، یا از خانه‌هاى پدرانتان یا خانه‌هاى مادرانتان یا خانه‌هاى برادرانتان یا خانه‌هاى خواهرانتان یا خانه‌هاى عموهایتان یا خانه‌هاى عمه‌هایتان یا خانه‌هاى داییهایتان یا خانه‌هاى خاله‌هایتان یا آن [خانه‌هایى‌] که کلیدهایش را در اختیار دارید یا [خانه‌] دوستتان. [هم چنین‌] بر شما باکى نیست که با هم بخورید یا پراکنده. پس چون به خانه‌هایى [که گفته شد] درآمدید، به یکدیگر سلام کنید؛ درودى که نزد خدا مبارک و خوش است. خداوند آیات [خود] را این گونه براى شما بیان مى‌کند، امید که بیندیشید.///بر نابینا و لنگ و بیمار و بر خود شما ایرادى نیست که [بدون اجازه از این خانه‌ها، غذا] بخورید: از خانه‌هاى خود، یا خانه‌هاى پدرانتان، یا خانه‌هاى مادرانتان، یا خانه‌هاى برادرانتان، یا خانه‌هاى خواهرانتان، یا خانه‌هاى عموهایتان، یا خانه‌هاى عمه‌هایتان، یا خانه‌هاى دایى‌هایتان، یا خانه‌هاى خاله‌هایتان، یا آن خانه‌هایى که کلیدهایش را در اختیار دارید، یا خانه‌هاى دوستانتان. بر شما گناهی نیست که دسته‌جمعى بخورید یا پراکنده [و تنها]. و چون وارد هر خانه‌اى شدید، پس بر یکدیگر سلام کنید، سلام و تحیتى از سوى خداوند، سلامى خجسته و پاکیزه! خداوند آیات را این چنین براى شما بیان مى‌کند. باشد که بیندیشید.///بر نابینایان و لنگان و بیماران باکی نیست (که به جهاد نروند یا تندرستان با آنها معاشر و همسفره شوند) و نیز باکی بر شما نیست که از خانه‌های خود و پدران خود و مادرانتان و برادران و خواهران و عمو و عمه و خالو و خاله خویش غذا تناول کنید یا آنکه از هر جا که کلید آن در دست شماست یا خانه رفیق خود باکی نیست که از مجموع یا هر یک از این خانه‌ها طعامی خورید. و (با وجود این دستور باز) هرگاه بخواهید به خانه‌ای (از اینها) داخل شوید نخست بر خویش سلام کنید (یعنی چون به خانه یا مسجدی درآیید بر مسلمانان و همدینان خودتان یا اگر کسی نباشد بر نفس خود باز سلام کنید و خلاصه باخبر وارد شوید) که سلام تحیتی با برکت و نیکو از جانب خداست. خدا آیات خود را این گونه برای شما روشن بیان می‌کند باشد که (در آنها) تعقل کنید (و طریق سعادت و هدایت بازجویید).///بر نابینا ایرادی نیست، و بر لنگ ایرادی نیست و بر بیمار هم ایرادی نیست، و نیز بر خود شما در اینکه از [آذوقه‌] خانه‌های خودتان، یا خانه‌های پدرانتان، یا خانه‌های مادرانتان، یا خانه‌های برادرانتان، یا خانه‌های خواهرانتان، یا خانه‌های عموهایتان، یا خانه‌های عمه‌هایتان، یا خانه‌های دایی‌هایتان، یا خانه‌های خاله‌هایتان، یا خانه‌هایی که کلیدشان را در اختیار دارید، یا خانه‌های دوستان، بخورید، بر شما گناهی نیست در اینکه با همدیگر یا پراکنده‌وار [و تنها] غذا بخورید، و چون وارد هر خانه‌ای شدید بر خودتان سلام دهید که تحیت الهی است و مبارک و پسندیده است، بدین‌سان خداوند آیاتش را برای شما روشن می‌گرداند، باشد که اندیشه کنید///بر نابینا و افراد لنگ و بیمار گناهی نیست (که با شما هم غذا شوند)، و بر شما نیز گناهی نیست که از خانه‌های خودتان [=خانه‌های فرزندان یا همسرانتان که خانه خود شما محسوب می‌شود بدون اجازه خاصی‌] غذا بخورید؛ و همچنین خانه‌های پدرانتان، یا خانه‌های مادرانتان، یا خانه‌های برادرانتان، یا خانه‌های خواهرانتان، یا خانه‌های عموهایتان، یا خانه‌های عمه‌هایتان، یا خانه‌های داییهایتان، یا خانه‌های خاله‌هایتان، یا خانه‌ای که کلیدش در اختیار شماست، یا خانه‌های دوستانتان، بر شما گناهی نیست که بطور دسته‌جمعی یا جداگانه غذا بخورید؛ و هنگامی که داخل خانه‌ای شدید، بر خویشتن سلام کنید، سلام و تحیتی از سوی خداوند، سلامی پربرکت و پاکیزه! این گونه خداوند آیات را برای شما روشن می‌کند، باشد که بیندیشید!///نیست بر کور پروائی و نه بر لنگ پروائی و نه بر بیمار پروائی و نه بر شما که بخورید از خانه‌های خود یا خانه‌های پدران خود یا خانه‌های مادران خود یا خانه‌های برادران خود یا خانه‌های خواهران خود یا خانه‌های عمویان خود یا خانه‌های عمه‌های خود یا خانه‌های خالوهای خود یا خانه‌های خاله‌های خود یا آنچه دارید کلیدهای آن را یا دوستتان نیست بر شما پروائی که بخورید همگی یا جدا جدا پس هنگامی که درآئید به خانه‌هائی سلام کنید بر خویشتن درودی از نزد خدا فرخنده پاکیزه بدینسان روشن کند خدا برای شما آیتها را شاید بخرد آئید///نه بر نابینا و نه بر لنگ و نه بر بیمار و نه بر شما (سالم‌ها) تنگنایی نیست، که از (غذای) خانه‌های خودتان بخورید، یا از (غذای) خانه‌های پدرانتان، یا خانه‌های مادرانتان، یا خانه‌های برادرانتان، یا خانه‌های خواهرانتان، یا خانه‌های عموهایتان، یا خانه‌های عمه‌هایتان، یا خانه‌های دایی‌هایتان، یا خانه‌های خاله‌هایتان، یا آن (خانه‌) ها (یی) که درب‌هاشان را در اختیار دارید، یا (خانه‌ی) دوستتان. (هم‌چنین) بر شما باکی نیست که با هم بخورید یا پراکنده. پس هنگامی که به خانه‌هایی در آمدید، بر خودهاتان [: یکدیگر] سلام کنید: زنده‌بادی که نزد خدا مبارکی پاکیزه است. خدا آیات (خود) را این‌گونه برای شما بیان می‌کند، شاید خردورزی کنید. quran_en_fa Only those are believers, who believe in Allah and His Messenger: when they are with him on a matter requiring collective action, they do not depart until they have asked for his leave; those who ask for thy leave are those who believe in Allah and His Messenger; so when they ask for thy leave, for some business of theirs, give leave to those of them whom thou wilt, and ask Allah for their forgiveness: for Allah is Oft-Forgiving, Most Merciful. مؤمنان فقط آنانند که به خدا و پیامبرش ایمان آورده‌اند، و هنگامی که بر سر کار مهمی [که طبیعتا مردم را گرد هم می‌آورد] با پیامبر باشند تا از او اجازه نگیرند [از نزد او] نمی‌روند. به راستی کسانی که [برای رفتن] از تو اجازه می‌گیرند، آنانند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند. پس هنگامی که برای برخی از کارهایشان از تو اجازه می‌خواهند، به هر کدام از آنان که خواستی اجازه بده و از خدا برای آنان آمرزش بخواه؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///مؤمنان فقط آنانند که به خدا و پیامبرش ایمان آورده‌اند، و هنگامی که بر سر کار مهمی [که طبیعتا مردم را گرد هم می‌آورد] با پیامبر باشند تا از او اجازه نگیرند [از نزد او] نمی‌روند. به راستی کسانی که [برای رفتن] از تو اجازه می‌گیرند، آنانند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند. پس هنگامی که برای برخی از کارهایشان از تو اجازه می‌خواهند، به هر کدام از آنان که خواستی اجازه بده و از خدا برای آنان آمرزش بخواه؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///مؤمنان کسانى هستند که به خدا و پیامبرش ایمان آورده‌اند. و چون با پیامبر در کارى همگانى باشند، تا از او رخصت نطلبیده‌اند نباید بروند. آنان که از تو رخصت مى‌طلبند، کسانى هستند که به خدا و پیامبرش ایمان آورده‌اند. پس هنگامى که از تو براى پاره‌اى از کارهایشان رخصت خواستند، به هر یک از آنان که خواهى رخصت بده و برایشان از خدا آمرزش بخواه، که خدا آمرزنده و مهربان است.///جز این نیست که مؤمنان [واقعى‌] کسانى هستند که به خدا و پیامبرش گرویده‌اند، و هنگامى که با پیامبر در کارى عمومى گرد آیند، جایى نمیروند مگر از او اجازه بگیرند. در حقیقت کسانى که از تو کسب اجازه مى‌کنند، آنانند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند. پس چون بر///جز این نیست که مؤمنان کسانى‌اند که به خدا و پیامبرش گرویده‌اند، و هنگامى که با او بر سر کارى اجتماع کردند، تا از وى کسب اجازه نکنند نمى‌روند. در حقیقت، کسانى که از تو کسب اجازه مى‌کنند؛ آنانند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند. پس چون براى برخى از کارهایشان از تو اجازه خواستند، به هر کس از آنان که خواستى اجازه ده و برایشان آمرزش بخواه که خدا آمرزنده مهربان است.///مؤمنان [راستین] تنها کسانى هستند که به خدا و پیامبرش ایمان آورده‌اند و هرگاه در کارى همگانى همراه پیامبر باشند، بدون اجازه‌ی او نمى‌روند. [اى پیامبر!] کسانى که [براى رفتن‌] اجازه مى‌گیرند، آنانند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند. پس اگر براى برخى از کارهایشان از تو اجازه خواستند، به هر کدام از آنان که خواستى [و مصلحت دانستی،] اجازه بده. و براى آنان از خدا آمرزش بخواه، که خداوند بخشنده‌ی مهربان است.///مؤمنان حقیقی آنهایی هستند که به خدا و رسولش ایمان (و انقیاد کامل) دارند و هرگاه در کاری اجتماعشان به حضور رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) لازم باشد حاضر آیند و تا اجازه نخواهند هرگز از محضر او بیرون نمی‌روند. و (ای رسول ما) آنان که از تو اجازه می‌خواهند اینان به حقیقت اهل ایمان به خدا و رسولند، پس چون از تو اجازت طلبند که بعضی مشاغل و امور خود را انجام دهند از آنان هر که را خواهی اجازه ده و بر آنها از خدا طلب مغفرت و آمرزش کن، که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///همانا مؤمنان کسانی هستند که به خداوند و پیامبر او ایمان دارند و چون با او در کاری همداستان شدند [به جایی‌] نمی‌روند مگر آنکه از او اجازه بگیرند بی‌گمان کسانی که از تو اجازه می‌گیرند همان کسانی هستند که به خداوند و پیامبر او ایمان دارند، و چون برای بعضی از کارهایشان از تو اجازه خواستند، به هر کس از آنان که خواستی اجازه بده و برای آنان از خداوند آمرزش بخواه، چرا که خداوند آمرزگار مهربان است‌///مؤمنان واقعی کسانی هستند که به خدا و رسولش ایمان آورده‌اند و هنگامی که در کار مهمی با او باشند، بی‌اجازه او جایی نمی‌روند؛ کسانی که از تو اجازه می‌گیرند، براستی به خدا و پیامبرش ایمان آورده‌اند! در این صورت، هر گاه برای بعضی کارهای مهم خود از تو اجازه بخواهند، به هر یک از آنان که می‌خواهی (و صلاح می‌بینی) اجازه ده، و برایشان از خدا آمرزش بخواه که خداوند آمرزنده و مهربان است!///جز این نیست که مؤمنان آنانند که ایمان آوردند به خدا و پیمبرش و هر گاه با او باشند در کاری همگانی نروند تا دستوری از او خواهند همانا آنان که دستوری خواهند از تو آنانند که ایمان آرند به خدا و پیمبرش پس هر گاه دستوری خواستند از تو برای پاره کارشان پس دستوری ده به هر که خواهی از ایشان و آمرزش خواه برای ایشان از خدا که خدا است آمرزنده مهربان‌///مؤمنان تنها کسانی‌اند که به خدا و پیامبرش گرویده‌اند و هنگامی که با او بر سر کاری اجتماعی بودند، تا از وی اجازه نخواهند (از نزد حضرتش) به در نروند. بی‌گمان کسانی که از تو اجازه خواهند، (هم) آنانند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند. پس چون برای برخی از کارهاشان از تو اجازه خواستند، برای هر کس از آنان که (بنا بر مصلحت) خواستی اجازه ده و برایشان پوشش بخواه، که خدا بی‌گمان پوشنده‌ای رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa Deem not the summons of the Messenger among yourselves like the summons of one of you to another: Allah doth know those of you who slip away under shelter of some excuse: then let those beware who withstand the Messenger's order, lest some trial befall them, or a grievous penalty be inflicted on them. دعوت پیامبر را [به ایمان، عمل صالح و امور اجتماعی] در میان خود مانند دعوت بعضی از شما از بعضی دیگر قرار ندهید، خدا کسانی از شما را که برای [بی اعتنایی به دعوت پیامبر] با پنهان شدن پشت سر دیگران آهسته از نزد او بیرون می‌روند می‌شناسد. پس باید کسانی که از فرمانش سرپیچی می‌کنند، برحذر باشند از اینکه بلایی [در دنیا] یا عذابی دردناک [در آخرت] به ایشان رسد.///دعوت پیامبر را [به ایمان، عمل صالح و امور اجتماعی] در میان خود مانند دعوت بعضی از شما از بعضی دیگر قرار ندهید، خدا کسانی از شما را که برای [بی اعتنایی به دعوت پیامبر] با پنهان شدن پشت سر دیگران آهسته از نزد او بیرون می‌روند می‌شناسد. پس باید کسانی که از فرمانش سرپیچی می‌کنند، برحذر باشند از اینکه بلایی [در دنیا] یا عذابی دردناک [در آخرت] به ایشان رسد.///آنچنان که یکدیگر را صدا مى‌زنید، پیامبر را صدا مزنید. خدا مى‌داند چه کسانى از شما در پناه دیگرى خود را پنهان مى‌سازند و آهسته آهسته بیرون مى‌روند. آنان که از فرمان او سرپیچى مى‌کنند باید بترسند که مباد به آنها فتنه‌اى یا عذابى دردآور برسد.///صدا کردن پیامبر را میان خود مانند صدا کردن [معمولى‌] یکدیگر قرار ندهید. خدا کسانى از شما را که در پناه یکدیگر دزدانه در مى‌روند خوب مى‌شناسد. پس کسانى که خلاف امر او مى‌کنند، باید بترسند که یا بلایى به ایشان برسد، یا عذابى دردناک///خطاب کردن پیامبر را در میان خود، مانند خطاب کردن بعضى از خودتان به بعضى [دیگر] قرار مدهید. خدا مى‌داند [چه‌] کسانى از شما دزدانه [از نزد او] مى‌گریزند. پس کسانى که از فرمان او تمرد مى‌کنند بترسند که مبادا بلایى بدیشان رسد یا به عذابى دردناک گرفتار شوند.///[ای مؤمنان!] آن‌گونه که یکدیگر را صدا مى‌زنید، پیامبر را صدا نزنید. خدا مى‌داند [چه‌] کسانى از شما با پنهان شدن پشت سر دیگران، آهسته [از نزد او] بیرون مى‌روند. پس کسانى که از فرمان او سرپیچى مى‌کنند، باید بترسند از این که [در دنیا] فتنه‌اى دامنشان را بگیرد، یا [در آخرت‌] به عذابی دردناک گرفتار شوند.///(ای مؤمنان) شما دعای رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) و ندا کردن او را مانند ندای بین یکدیگر (بدون حفظ ادب مقام رسالت) قرار مدهید (یا دعای او را مانند دعای خود نامستجاب مپندارید)، خدا به حال آنان که (برای سرپیچی از حکمش) به یکدیگر پناه برده و از میان شما رخ پنهان می‌دارند آگاه است. پس باید کسانی که امر خدا را مخالفت می‌کنند و از آن روی می‌گردانند بترسند که مبادا به فتنه‌ای بزرگ (تسلط سلطان جور) یا عذاب دردناک دیگر (مانند قتل و اسارت) گرفتار شوند.///خواندن پیامبر را در میان خودتان همانند خواندن بعضی از شما بعضی دیگر را مشمارید، به راستی که خداوند کسانی را از شما که پنهانی و پناه‌جویانه خود را بیرون می‌کشند می‌شناسد، باید کسانی که از فرمان او سرپیچی می‌کنند بر حذر باشند از اینکه بلایی یا عذابی دردناک به آنان برسد///صدا کردن پیامبر را در میان خود، مانند صدا کردن یکدیگر قرار ندهی؛ خداوند کسانی از شما را که پشت سر دیگران پنهان می‌شوند، و یکی پس از دیگری فرار می‌کنند می‌داند! پس آنان که فرمان او را مخالفت می‌کنند، باید بترسند از اینکه فتنه‌ای دامنشان را بگیرد، یا عذابی دردناک به آنها برسد!///نگردانید خواندن پیمبر را میان شما مانند خواندن برخی از شما برخی را همانا داند خدا آنان را که می‌خزند از شما به پناهگاهی پس باید بترسند آنان که سرپیچند از فرمانش که برسدشان آزمایشی یا برسدشان شکنجه‌ای دردناک‌///خطاب کردن پیامبر را در میان خود، مانند خطاب کردن بعضی از خودتان به بعضی (دیگرتان) قرار مدهید. خدا به‌درستی می‌داند (و نشانه می‌نهد) کسانی از شما را (که) دزدانه (از نزد او) می‌گریزید. پس کسانی که از فرمان او تمرد می‌کنند بپرهیزند؛ مبادا بلایی آتشین بدیشان در رسد، یا عذابی درناک بدیشان رسد. quran_en_fa Be quite sure that to Allah doth belong whatever is in the heavens and on earth. Well doth He know what ye are intent upon: and one day they will be brought back to Him, and He will tell them the truth of what they did: for Allah doth know all things. آگاه باشید! که آنچه در آسمان‌ها و زمین است فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست. به یقین آنچه را که شما [از حالات، اعمال و خواسته‌ها] بر آن هستید می‌داند، و روزی را که [برای حسابرسی] به سوی او باز گردانده می‌شوند، پس آنان را به آنچه انجام داده‌اند، آگاه می‌کند و خدا به همه چیز داناست.///آگاه باشید! که آنچه در آسمان‌ها و زمین است فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست. به یقین آنچه را که شما [از حالات، اعمال و خواسته‌ها] بر آن هستید می‌داند، و روزی را که [برای حسابرسی] به سوی او باز گردانده می‌شوند، پس آنان را به آنچه انجام داده‌اند، آگاه می‌کند و خدا به همه چیز داناست.///از آن خداست هر چه در آسمانها و زمین است. مى‌داند که شما بر چه کارید. و آن روز که به او بازگردانده شوند آنان را از کارهایى که کرده‌اند آگاه سازد. و خدا بر هر چیزى داناست.///آگاه باشید که آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آن خداست. به یقین مى‌داند شما در چه حالى هستید، و آگاه است از روزى که به سوى او بازگردانده مى‌شوند و آنها را از حقیقت آنچه انجام داده‌اند خبر مى‌دهد و خدا به هر چیزى داناست///هش‌دار که آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست. به یقین آنچه را که بر آنید مى‌داند، و روزى که به سوى او بازگردانیده مى‌شوند آنان را [از حقیقت‌] آنچه انجام داده‌اند خبر مى‌دهد، و خدا به هر چیزى داناست.///آگاه باش! آنچه در آسمان‌ها و زمین است، از آن خداست. بى‌شک مى‌داند که بر چه کارید. و روزى را که به سوى او بازگردانده مى‌شوند، [مى‌داند،] پس آنان را از آنچه کرده‌اند، آگاه مى‌کند. و خداوند به هر چیزى آگاه است.///آگاه باشید که آنچه در آسمانها و زمین است همه ملک خداست، شما به هر حالی باشید البته خدا از آن آگاه است. و روزی که بندگان را به سوی او بازگردانند (یعنی هنگام مرگ یا قیامت) آن روز به (جزای) هر نیک و بدی که کرده‌اند آگاهشان می‌گرداند، و خدا به هر چیزی کاملا داناست.///هان بی‌گمان آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداوند است، به راستی می‌داند که شما اکنون در چه کاری هستید و روزی را که به سوی او باز گردانده می‌شوند، آنگاه آنان را از [نتیجه و حقیقت‌] آنچه کرده‌اند آگاه می‌گرداند و خداوند به هر چیزی داناست‌///آگاه باشید که برای خداست آنچه در آسمانها و زمین است؛ او می‌داند آنچه را که شما بر آن هستید، و (می‌داند) روزی را که بسوی او بازمی‌گردند؛ و (در آن روز) آنها را از اعمالی که انجام دادند آگاه می‌سازد؛ و خداوند به هر چیزی داناست!///همانا خدا را است آنچه در آسمانها و زمین است به درست می‌داند آنچه را شما بر آنید و روزی که بازگردانیده شوند به سویش پس آگهیشان دهد بدانچه کردند و خدا است به همه چیز دانا///هان! آنچه در آسمان‌ها و زمین است، بی‌گمان تنها از خداست. به‌درستی آنچه را که برآنید می‌داند (و نشانه می‌نهد) و روزی که سوی او باز گردانیده می‌شوند آنان را به (حقیقت) آنچه انجام داده‌اند، خبری مهم می‌دهد. و خدا به هر چیزی بسی داناست. quran_en_fa Blessed is He who sent down the criterion to His servant, that it may be an admonition to all creatures;- همیشه سودمند و با برکت است آنکه فرقان را [که قرآن جدا کننده حق از باطل است] به تدریج بر بنده‌اش نازل کرد، تا برای جهانیان بیم دهنده باشد.///همیشه سودمند و با برکت است آنکه فرقان را [که قرآن جدا کننده حق از باطل است] به تدریج بر بنده‌اش نازل کرد، تا برای جهانیان بیم دهنده باشد.///بزرگ است و بزرگوار آن کس که این فرقان را بر بنده خود نازل کرد، تا جهانیان را بیم‌دهنده‌اى باشد.///پرخیر و پاینده است آن [خدایى‌] که بر بنده‌ى خود [کتاب‌] جدا کننده‌ى حق و باطل را نازل کرد تا براى جهانیان هشدار دهنده باشد///بزرگ [و خجسته‌] است کسى که بر بنده خود، فرقان [=کتاب جداسازنده حق از باطل‌] را نازل فرمود، تا براى جهانیان هشداردهنده‌اى باشد.///مبارک است آن [خداوندی] که قرآن، وسیله‌ى شناخت حق از باطل را بر بنده‌اش فروفرستاد، تا براى جهانیان مایه‌ى هشدار باشد.///بزرگوار است پاک خداوندی که فرقان را بر بنده خاص خود نازل فرمود تا (به اندرزهای وی) اهل عالم را متذکر و خدا ترس گرداند.///بزرگا کسی که فرقان را بر بنده‌اش نازل کرد تا هشداردهنده جهانیان باشد///زوال ناپذیر و پر برکت است کسی که قرآن را بر بنده‌اش نازل کرد تا بیم‌دهنده جهانیان باشد.///خجسته باد آنکه فرستاد فرقان (جداکننده) را بر بنده خویش تا باشد برای جهانیان ترساننده‌///مبارک (و خجسته) است خدایی که بر (قلب نورانی) بنده‌ی ویژه‌ی خود، فرقان [: کتاب جدا سازنده‌ی حق از باطل] را فرو فرستاد، تا برای جهانیان هشداردهنده‌ای باشد. quran_en_fa He to whom belongs the dominion of the heavens and the earth: no son has He begotten, nor has He a partner in His dominion: it is He who created all things, and ordered them in due proportions. همان که فرمانروایی آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره اوست و فرزندی برای خود نگرفته است و در فرمانروایی شریکی ندارد و هر چیزی را آفریده و آن را به اندازه قرار داده، اندازه‌ای درست و دقیق.///همان که فرمانروایی آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره اوست و فرزندی برای خود نگرفته است و در فرمانروایی شریکی ندارد و هر چیزی را آفریده و آن را به اندازه قرار داده، اندازه‌ای درست و دقیق.///آن کس که از آن اوست فرمانروایى آسمانها و زمین، و فرزندى نگرفته است، و او را شریکى در فرمانروایى نیست، و هر چیز را بیافریده است، و آن را به اندازه آفریده است.///خدایى که فرمانروایى آسمان‌ها و زمین از آن اوست، و فرزندى اختیار نکرده و براى او شریکى در فرمانروایى نبوده است، و هر چیزى را آفریده و حد و اندازه‌اى براى آن تدبیر نموده است///همان کس که فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست، و فرزندى اختیار نکرده و براى او شریکى در فرمانروایى نبوده است، و هر چیزى را آفریده و بدان گونه که درخور آن بوده اندازه‌گیرى کرده است.///خداوندى که فرمانروایى آسمان‌ها و زمین براى اوست، و هیچ فرزندى نگزیده و در فرمانروایى شریکى ندارد. و هر چیزى را آفرید وآن را به شایستگى اندازه نهاد.///آن خدایی که پادشاهی آسمانها و زمین از آن اوست و هرگز فرزندی نگرفته و شریکی در ملک هستی نداشته و همه موجودات را او خلق کرده و حد و قدر هر چیز را معین فرموده است.///کسی که فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست، و فرزندی برنگزیده است، و در فرمانروایی شریکی ندارد، و همه‌چیز را آفریده است و به اندازه‌اش مقرر داشته است‌///خداوندی که حکومت آسمانها و زمین از آن اوست، و فرزندی برای خود انتخاب نکرد، و همتایی در حکومت و مالکیت ندارد، و همه چیز را آفرید، و به دقت اندازه‌گیری نمود!///آنکه وی را است پادشاهی آسمانها و زمین و برنگرفته است فرزندی و نبودش شریکی در پادشاهی و آفرید هر چیزی را و اندازه دادش اندازه دادنی‌///کسی که فرمانروایی آسمان‌ها و زمین تنها از اوست، و فرزندی برنگرفته و برای او شریکی در ملک [: فرماندهی ربانی] نبوده. و هر چیزی را آفرید، پس آن را اندازه‌گیری فرمود. quran_en_fa Yet have they taken, besides him, gods that can create nothing but are themselves created; that have no control of hurt or good to themselves; nor can they control death nor life nor resurrection. و [مشرکان] به جای او معبودانی اختیار کرده‌اند که چیزی را نمی‌آفرینند و خود آفریده می‌شوند، و برای خودشان مالک زیان و سودی نیستند، و قدرت و تسلطی بر مرگ و حیات و برانگیختن پس از مرگ ندارند،///و [مشرکان] به جای او معبودانی اختیار کرده‌اند که چیزی را نمی‌آفرینند و خود آفریده می‌شوند، و برای خودشان مالک زیان و سودی نیستند، و قدرت و تسلطی بر مرگ و حیات و برانگیختن پس از مرگ ندارند،///سواى او خدایانى دیگر گرفتند که هیچ چیز نمى‌آفرینند و خود مخلوقند. نه مالک زیان خود هستند و نه سود خود، و مالک مرگ و زندگى و رستاخیز نیستند.///و به جاى او خدایانى براى خود گرفتند که چیزى نمى‌آفرینند و خود آفریده مى‌شوند، و براى خود اختیار زیان و سودى ندارند، و اختیار مرگ و زندگى و تجدید حیات ندارند///و به جاى او خدایانى براى خود گرفته‌اند که چیزى را خلق نمى‌کنند و خود خلق شده‌اند و براى خود نه زیانى را در اختیار دارند و نه سودى را، و نه مرگى را در اختیار دارند و نه حیاتى و نه رستاخیزى را.///[مشرکان] به جاى او معبودانى گرفتند که هیچ چیز نمى‌آفرینند، و خود آفریده شده‌اند. مالک هیچ زیان و سودى براى خود نیستند. و تسلطى بر مرگ و حیات و برانگیختن [پس از مرگ] ندارند.///و (مشرکان نادان) خدا را که مبدأ کل و مرجع همه امور عالم است فراموش کرده و غیر او (یعنی بتهای بی اثر) را به خدایی برگرفتند و حال آنکه آن بتان هیچ چیزی نتوانند آفرید و خودشان هم مخلوقند و نه هیچ بر نفع و ضرر خود قادرند و نه امر موت و حیات و بعث به دست آنهاست.///و [مشرکان‌] به جای او خدایانی را به پرستش گرفته‌اند که چیزی نیافریده‌اند و خود آفریده شده‌اند، و برای خود اختیار زیان و سودی ندارند و اختیار میراندن و زنده‌داشتن و برانگیختن ندارند///آنان غیر از خداوند معبودانی برای خود برگزیدند؛ معبودانی که چیزی را نمی‌آفرینند، بلکه خودشان مخلوقند، و مالک زیان و سود خویش نیستند، و نه مالک مرگ و حیات و رستاخیز خویشند.///و برگرفتند جز وی خدایانی که نیافرند چیزی را و خود آفریده شوند و ندارند برای خویشتن زیان و نه سودی را و ندارند مرگ و نه زندگی و نه برانگیختنی را///و جز او خدایانی برای خود برگرفتند، که (آنان) چیزی نمی‌آفرینند و خودشان آفریده می‌شوند و برای خود نه زیانی را در اختیار دارند و نه سودی را و نه مرگی را در اختیار دارند و نه حیاتی را و نه پراکنده شدنی (از گورهاشان) را (در رستاخیز). quran_en_fa But the misbelievers say: "Naught is this but a lie which he has forged, and others have helped him at it." In truth it is they who have put forward an iniquity and a falsehood. و کافران گفتند: این [قرآن] چیزی نیست جز دروغی که [پیامبر] آن را از پیش خود ساخته و دیگران او را بر ساختن آن یاری داده‌اند، بی تردید [با این نسبت ناروا] مرتکب ستمی سنگین و دروغی بزرگ [و تهمتی زشت] شده‌اند.///و کافران گفتند: این [قرآن] چیزی نیست جز دروغی که [پیامبر] آن را از پیش خود ساخته و دیگران او را بر ساختن آن یاری داده‌اند، بی تردید [با این نسبت ناروا] مرتکب ستمی سنگین و دروغی بزرگ [و تهمتی زشت] شده‌اند.///و کافران گفتند که این جز دروغى که خود بافته است و گروهى دیگر او را بر آن یارى داده‌اند، هیچ نیست. حقا آنچه مى‌گویند ستم و باطل است.///و کسانى که کافر شدند، گفتند: این [کتاب‌]، جز دروغى که آن را بربافته، و گروهى دیگر او را بر آن یارى کرده‌اند، نیست. حقا که به جانب ستم و دروغ [بزرگى‌] رو آوردند///و کسانى که کفر ورزیدند، گفتند: «این [کتاب‌] جز دروغى که آن را بربافته [چیزى‌] نیست، و گروهى دیگر او را بر آن یارى کرده‌اند.» و قطعا [با چنین نسبتى‌] ظلم و بهتانى به پیش آوردند.///و کسانى که کافر شدند، گفتند: «این [قرآن] فقط دروغى بزرگ است که او ساخته است. و گروه دیگرى او را بر این کار یارى کرده‌اند.» پس به راستى مرتکب ستمى سنگین و دروغى بزرگ شده‌اند.///و کافران گفتند این کتاب (که محمد و حیش می‌شمرد) جز آنکه به دروغ از خود فرابافته و دیگران (از اهل کتاب) نیز (در قصص و احکام) به او کمک کرده‌اند بچیز دیگری نیست. و البته این سخن کافران ظلمی بزرگ (درباره قرآن الهی) و نسبتی نا حق (در حق پیغمبر خدا) است.///و کافران گفتند این [قرآن‌] جز افترایی نیست که آن را بر ساخته است و گروهی دیگر بر آن یاریش داده‌اند، به راستی که ستم و بهتانی در میان آوردند///و کافران گفتند: «این فقط دروغی است که او ساخته، و گروهی دیگر او را بر این کار یاری داده‌اند.» آنها (با این سخن،) ظلم و دروغ بزرگی را مرتکب شدند.///و گفتند آنان که کفر ورزیدند نیست این مگر دروغی که بست آن را و یاریش کردند بر آن گروهی دگران همانا آوردند ستم و ناروایی را///و کسانی که کافر شدند، گفتند: «این (کتاب) جز دروغی که آن را بربافته (چیزی) نیست، حال آنکه گروهی دیگر او را بر (جعل) آن یاری کردند.» پس همواره (با چنین نسبتی) ظلم و گزافی (فراوان) آوردند. quran_en_fa And they say: "Tales of the ancients, which he has caused to be written: and they are dictated before him morning and evening." و گفتند: افسانه‌های مکتوب پیشینیان است که نوشتن [از روی] آنها را از [نویسندگان] درخواست کرده است و آن [نوشته] ها هر صبح و شام بر او خوانده می‌شود [تا حفظ کند و بر ما بخواند و بگوید: این وحی آسمانی است!!]///و گفتند: افسانه‌های مکتوب پیشینیان است که نوشتن [از روی] آنها را از [نویسندگان] درخواست کرده است و آن [نوشته] ها هر صبح و شام بر او خوانده می‌شود [تا حفظ کند و بر ما بخواند و بگوید: این وحی آسمانی است!!]///و گفتند: این اساطیر پیشینیان است که هر صبح و شام بر او املا مى‌شود و او مى‌نویسدش.///و گفتند: افسانه‌هاى پیشینیان است که به درخواست او برایش نوشته‌اند، و هر صبح و شام بر او خوانده مى‌شود. [تا حفظ کند///و گفتند: «افسانه‌هاى پیشینیان است که آنها را براى خود نوشته، و صبح و شام بر او املا مى‌شود.»///و گفتند: «[این قرآن،] افسانه‌هاى پیشینیان است که او نوشتن آنها را [از نویسندگان‌] درخواست کرده است، و آن [نوشته‌] هر صبح و شام بر او خوانده مى‌شود [تا از بر کند، و بر ما بخواند، و بگوید: این وحى است]!»///و باز گفتند که این کتاب افسانه‌های پیشینیان و حکایات سابقین است که خود از آنها نسخه برداشته و (اصحابش) صبح و شام بر او املا و قرائت می‌کنند (تا کامل و آراسته گردانند).///و گفتند افسانه‌های پیشینیان است که برای خود نسخه بر داشته است، و آن بامداد و شامگاه بر او خوانده می‌شود///و گفتند: «این همان افسانه‌های پیشینیان است که وی آن را رونویس کرده، و هر صبح و شام بر او املا می‌شود.»///و گفتند افسانه‌های پیشینیان است بنوشته است آنها را پس خوانده می‌شوند بر او بامداد و شب‌هنگام‌///و گفتند: «(این) افسانه‌های پیشینیانشان است. آنها را (از ایشان) با تکلف نسخه‌برداری کرده، پس این (نوشتار) ها صبح و شام بر او خوانده می‌شوند.» quran_en_fa Say: "The (Qur'an) was sent down by Him who knows the mystery (that is) in the heavens and the earth: verily He is Oft-Forgiving, Most Merciful." بگو: آن را کسی نازل کرده است که همه نهان‌ها را در آسمان‌ها و زمین می‌داند، همانا او همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///بگو: آن را کسی نازل کرده است که همه نهان‌ها را در آسمان‌ها و زمین می‌داند، همانا او همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///بگو: این کتاب را کسى نازل کرده است که نهان آسمانها و زمین را مى‌داند و آمرزنده و مهربان است.///بگو: آن را کسى نازل کرده که راز نهان را در آسمان‌ها و زمین مى‌داند، و همو آمرزنده‌ى مهربان است///بگو: «آن را کسى نازل ساخته است که راز نهانها را در آسمانها و زمین مى‌داند، و هموست که همواره آمرزنده مهربان است.»///بگو: «[این قرآن را] کسى فروفرستاد که رازهاى پوشیده در آسمان‌ها و زمین را مى‌داند. قطعا او آمرزنده و مهربان است.»///بگو: این کتاب را آن خدایی فرستاده که از اسرار آسمانها و زمین آگاه است (و شما از این انکار و کفر و گناه باز گردید که) هم او البته بسیار آمرزنده و مهربان است.///بگو آن را کسی نازل کرده است که نهانیهای آسمان و زمین را می‌داند، او آمرزگار مهربان است‌///بگو: «کسی آن را نازل کرده که اسرار آسمانها و زمین را می‌داند؛ او (همیشه) آمرزنده و مهربان بوده است!»///بگو فرستاد آن را آنکه می‌داند نهان را در آسمانها و زمین همانا او است آمرزنده مهربان‌///بگو: «کسی آن را فرو فرستاده که راز نهان را در آسمان‌ها و زمین می‌داند. او بی‌گمان بس پوشنده‌ای رحمتگر بر ویژگان بوده است.» quran_en_fa And they say: "What sort of a messenger is this, who eats food, and walks through the streets? Why has not an angel been sent down to him to give admonition with him? و گفتند: این چه پیامبری است که غذا می‌خورد و در بازارها راه می‌رود؟ چرا فرشته‌ای به سوی او نازل نشده که همراه او بیم دهنده باشد؟///و گفتند: این چه پیامبری است که غذا می‌خورد و در بازارها راه می‌رود؟ چرا فرشته‌ای به سوی او نازل نشده که همراه او بیم دهنده باشد؟///گفتند: چیست این پیامبر را که غذا مى‌خورد و در بازارها راه مى‌رود؟ چرا فرشته‌اى بر او فرود نمى‌آید تا با او بیم‌دهنده باشد؟///و گفتند: این چه پیامبرى است که غذا مى‌خورد و در بازارها راه مى‌رود؟! چرا فرشته‌اى به سوى او نازل نشده تا همراه وى هشدار دهنده باشد///و گفتند: «این چه پیامبرى است که غذا مى‌خورد و در بازارها راه مى‌رود؟ چرا فرشته‌اى به سوى او نازل نشده تا همراه وى هشداردهنده باشد؟///[کافران] گفتند: «این چه پیامبرى است که [مانند ما] غذا مى‌خورد، و در بازارها راه مى‌رود؟ چرا فرشته‌اى به سوى او نازل نشده تا همراه او بیم‌دهنده باشد؟///و باز کافران گفتند: چرا این رسول (اگر به راستی پیغمبر خداست) غذا تناول می‌کند و در (کوچه و) بازارها راه می‌رود؟ چرا فرشته محسوس و ظاهری بر او نازل نشده تا به همراه او بیم دهد (و گواه صدق او باشد).///و گفتند این چه پیامبری است که غذا می‌خورد و در بازارها راه می‌رود، چرا فرشته‌ای با او فرستاده نشده است که همراه او هشداردهنده باشد؟///و گفتند: «چرا این پیامبر غذا می‌خورد و در بازارها راه می‌رود؟! (نه سنت فرشتگان را دارد و نه روش شاهان را!) چرا فرشته‌ای بر او نازل نشده که همراه وی مردم را انذار کند (و گواه صدق دعوی او باشد)؟!///و گفتند چه شود این پیمبر را که می‌خورد خوراک را و می‌رود در بازارها چرا فرود آورده نشود بر او فرشته تا باشد با وی ترساننده‌///و گفتند: «این فرستاده‌ی الهی را چه (شده) است (که) غذا می‌خورد و در بازارها راه می‌رود؟ چرا فرشته‌ای سویش فرود نیامده، تا همراهش هشداردهنده‌ای باشد؟» quran_en_fa "Or (Why) has not a treasure been bestowed on him, or why has he (not) a garden for enjoyment?" The wicked say: "Ye follow none other than a man bewitched." یا [چرا] گنجی به سوی او افکنده نمی‌شود؟ یا باغی برای او نمی‌باشد که از [میوه‌های] آن بهره مند شود؟ و ستمکاران گفتند: [ای مردم!] شما جز مردی جادو شده را پیروی نمی‌کنید!!///یا [چرا] گنجی به سوی او افکنده نمی‌شود؟ یا باغی برای او نمی‌باشد که از [میوه‌های] آن بهره مند شود؟ و ستمکاران گفتند: [ای مردم!] شما جز مردی جادو شده را پیروی نمی‌کنید!!///چرا از آسمان گنجى برایش افکنده نشود؟ چرا او را باغى نیست که از آن بخورد؟ و ستمکاران گفتند: شما از مرد جادوشده‌اى پیروى مى‌کنید.///یا گنجى به طرف او افکنده شود، یا باغى داشته باشد که از [بارو بر] آن بخورد. و ستمکاران گفتند: شما جز مردى افسون شده را پیروى نمى‌کنید///یا گنجى به طرف او افکنده نشده یا باغى ندارد که از [بار و بر] آن بخورد؟» و ستمکاران گفتند: «جز مردى افسون‌شده را دنبال نمى‌کنید.»///یا [چرا از آسمان] بر او گنجى نمی‌افکنند؟ یا چرا او باغى ندارد تا از [میوه‌های] آن بخورد؟» و ستمگران [به مؤمنان] گفتند: «شما جز مردی جادو شده را پیروى نمى‌کنید.»///یا چرا بر این رسول گنجی فرو نیفتد یا چرا باغی ندارد که از میوه‌هایش تناول کند؟ و ستمکاران (پس از این همه چون و چراها به مردم) گفتند که شما پیروی نمی‌کنید مگر مردی را که سحر و شعبده از راهش برده است.///یا چرا گنجی بر او نازل نمی‌شود، یا چرا باغی ندارد که از [بار و بر] آن بخورد، و مشرکان گفتند که جز از مردی جادوزده پیروی نمی‌کنید///یا گنجی (از آسمان) برای او فرستاده شود، یا باغی داشته باشد که از (میوه) آن بخورد (و امرار معاش کند)؟!» و ستمگران گفتند: «شما تنها از مردی مجنون پیروی می‌کنید!»///یا افکنده شود به سویش گنجی یا باشد برای او باغی که بخورد از آن و گفتند ستمگران پیروی نمی‌کنید جز مردی جادو شده را///«یا گنجی سویش افکنده شود، یا باغی سردرهم داشته باشد (که) از (میوه‌های) آن بخورد؟» و ستمکاران گفتند: «جز مردی سحر شده را پیروی نمی‌کنید!» quran_en_fa See what kinds of comparisons they make for thee! But they have gone astray, and never a way will they be able to find! بنگر که چگونه [و برپایه چه امور نامعقولی] اوصافی برای تو بیان کردند، پس [به سبب لجاجت، تکبر، دشمنی و تعصب] گمراه شدند و نمی‌توانند راهی [به سوی حق] بیابند.///بنگر که چگونه [و برپایه چه امور نامعقولی] اوصافی برای تو بیان کردند، پس [به سبب لجاجت، تکبر، دشمنی و تعصب] گمراه شدند و نمی‌توانند راهی [به سوی حق] بیابند.///بنگر که چگونه برایت داستانها مى‌آورند. گمراه شده‌اند و توان راه‌یافتنشان نیست.///بنگر چگونه براى تو مثل‌ها زدند و گمراه شدند، در نتیجه نمى‌توانند راهى بیابند///بنگر چگونه براى تو مثلها زدند و گمراه شدند؛ در نتیجه نمى‌توانند راهى بیابند.///بنگر که چگونه براى تو مثل‌ها زدند؟ [و تو را چگونه وصف کردند؟] پس گمراه شدند؛ در نتیجه نمى‌توانند راهى [به حقیقت] بیابند.///بنگر تا چه داستان و مثلها برای تو زدند؟ پس چنان گمراه شدند که دیگر هیچ راه رشد و هدایتی نتوانند یافت.///بنگر که چگونه برای تو مثل می‌زنند و گمراه شده‌اند و راهی [به جایی‌] نمی‌توانند برد///ببین چگونه برای تو مثلها زدند و گمراه شدند، آن گونه که قدرت پیدا کردن راه را ندارند!///بنگر چگونه زدند برای تو مثلها را پس گمراه شدند پس نتوانند راهی را///بنگر چگونه برای تو مثل‌ها (ی باطلی) زدند، پس گمراه شدند؛ در نتیجه نمی‌توانند راهی (راست) بیابند. quran_en_fa Blessed is He who, if that were His will, could give thee better (things) than those,- Gardens beneath which rivers flow; and He could give thee palaces (secure to dwell in). همیشه سودمند و بابرکت است آنکه اگر بخواهد بهتر از آن را [در دنیا] برای تو قرار می‌دهد، بوستان هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری باشد، و قصرهایی [استوار و مجلل] برای تو مقرر می‌نماید.///همیشه سودمند و بابرکت است آنکه اگر بخواهد بهتر از آن را [در دنیا] برای تو قرار می‌دهد، بوستان هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری باشد، و قصرهایی [استوار و مجلل] برای تو مقرر می‌نماید.///بزرگ و بزرگوار است آن کس که اگر خواهد بهتر از آن به تو ارزانى دارد: باغهایى که در آنها نهرها جارى باشد و برایت قصرها پدید آورد.///پرخیر و پاینده است خدایى که اگر مى‌خواست، تو را بهتر از این مى‌داد باغ‌هایى که جویبارها از پاى درختانش روان است، و براى تو کاخ‌ها پدید مى‌آورد///بزرگ [و خجسته‌] است کسى که اگر بخواهد بهتر از این را براى تو قرار مى‌دهد: باغهایى که جویبارها از زیر [درختان‌] آن روان خواهد بود، و براى تو کاخها پدید مى‌آورد.///مبارک است خدایى که اگر بخواهد، بهتر از آنچه را آنها توقع دارند، براى تو قرار مى‌دهد؛ باغ‌هایى که از زیر [درختان] آن نهرها جریان دارد، و قصرهایى براى تو قرار مى‌دهد.///بزرگوار است پاک خدایی که اگر خواستی برای تو بهتر از آنچه این کافران گفتند قرار دادی و آن بهشتهایی است که زیر درختانش نهرها جاری است و (در آن بهشت) قصرهای بسیار عالی خاص تو قرار می‌داد.///بزرگا کسی که اگر خواهد برای تو بهتر از این پدید آورد بوستانهایی که جویباران از فرودست آن جاری است، و برایت کوشکها قرار دهد///زوال ناپذیر و بزرگ است خدایی که اگر بخواهد برای تو بهتر از این قرار می‌دهد: باغهایی که نهرها از زیر درختانش جاری است، و (اگر بخواهد) برای تو کاخهایی مجلل قرارمی‌دهد.///خجسته باد آنکه اگر خواهد بنهد برایت بهتر از این باغهائی که روان است زیر آنها جویها و بنهد برایت کاخهائی را///مبارک (و خجسته) است کسی که اگر بخواهد بهتر از این را برایت می‌نهد. باغ‌هایی که نهرها از زیر (درختان) شان روان است و برایت کاخ‌هایی قرار می‌دهد. quran_en_fa Nay they deny the hour (of the judgment to come): but We have prepared a blazing fire for such as deny the hour: [همه این مطالب و خواسته‌های نامعقول بهانه است] بلکه آنان قیامت را تکذیب کرده‌اند [و به این سبب نبوت تو را باور نمی‌کنند] و ما برای آنان که قیامت را تکذیب کنند، آتشی سوزان آماده کرده‌ایم.///[همه این مطالب و خواسته‌های نامعقول بهانه است] بلکه آنان قیامت را تکذیب کرده‌اند [و به این سبب نبوت تو را باور نمی‌کنند] و ما برای آنان که قیامت را تکذیب کنند، آتشی سوزان آماده کرده‌ایم.///بلکه اینان قیامت را دروغ انگارند. و ما براى کسانى که قیامت را دروغ انگارند آتش سوزان آماده کرده‌ایم؛///[اینها بهانه است،] بلکه آنها رستاخیز را تکذیب کردند، و براى هر که رستاخیز را دروغ خواند، آتش افروخته آماده کرده‌ایم/// [نه!] بلکه [آنها] رستاخیز را دروغ خواندند، و براى هر کس که رستاخیز را دروغ خواند آتش سوزان آماده کرده‌ایم.///[کافران نه تنها تو،] بلکه قیامت را انکار کرده‌اند. و ما براى منکران قیامت، آتشى فروزان و سوزان آماده کرده‌ایم.///بلکه این کافران ساعت قیامت را تکذیب کردند و ما آتش سوزان دوزخ را بر آن که قیامت را تکذیب کرد مهیا داشته‌ایم.///حق این است که قیامت را انکار کرده‌اند، و برای منکر قیامت آتشی فروزان آماده ساخته‌ایم‌///(اینها همه بهانه است) بلکه آنان قیامت را تکذیب کرده‌اند؛ و ما برای کسی که قیامت را تکذیب کند، آتشی شعله‌ور و سوزان فراهم کرده‌ایم!///بلکه تکذیب کردند به ساعت و آماده کردیم برای آنکه تکذیب کند به ساعت آتش سوزان را///(نه!) بلکه آنها با ساعت [: قیامت] (همان را) تکذیب کردند و برای هر کس که با ساعت (همان را) تکذیب کند آتشی شعله‌ور و بسی سوزان آماده کرده‌ایم. quran_en_fa When it sees them from a place far off, they will hear its fury and its ranging sigh. که وقتی [آن آتش سوزان] آنان را از مکانی دور ببیند، از آن [نعره] خشم و خروشی هولناک بشنوند،///که وقتی [آن آتش سوزان] آنان را از مکانی دور ببیند، از آن [نعره] خشم و خروشی هولناک بشنوند،///که چون از راه دور ببیندشان جوشش و خروشش را بشنوند؛///چون دوزخ آنها را از فاصله‌اى دور ببیند، خشم و خروشى از آن مى‌شنوند///چون [دوزخ‌] از فاصله‌اى دور، آنان را ببیند، خشم و خروشى از آن مى‌شنوند.///چون [دوزخ] از فاصله‌ى دور آنان را ببیند، خشم و خروشى [هولناک] از آن مى‌شنوند.///چون آتش دوزخ آنان را از مکانی دور ببیند خروش و فریاد وحشتناک دوزخ را از دور به گوش خود می‌شنوند.///چون [دوزخ‌] از فاصله‌ای دور آنان را ببیند، خشم و خروشی از آن می‌شنوند///هنگامی که این آتش آنان را از مکانی دور ببیند، صدای وحشتناک و خشم آلودش را که با نفس‌زدن شدید همراه است می‌شنوند.///گاهی که بنگردشان از جایگاهی دور بشنوند برایش خشمی و خروشی را///چون (این آتش) آنان را از فاصله‌ای دور ببیند، خشم و خروشی شدید برایش می‌شنوند. quran_en_fa And when they are cast, bound together into a constricted place therein, they will plead for destruction there and then! و هنگامی که آنان را در حالی که با غل و زنجیر به هم بسته شده‌اند در مکانی تنگ از آن آتش سوزان بیفکنند، در آنجا فریاد مرگ خواهی سر دهند.///و هنگامی که آنان را در حالی که با غل و زنجیر به هم بسته شده‌اند در مکانی تنگ از آن آتش سوزان بیفکنند، در آنجا فریاد مرگ خواهی سر دهند.///و چون دستها بر گردن بسته، در تنگنایى از آن افتند، به دعا مرگ خویش مى‌خواهند.///و چون آنها را در جاى تنگى از آن، زنجیر شده بیندازند، آن جا فریاد «وا هلاکا» سر مى‌دهند///و چون آنان را در تنگنایى از آن به زنجیر کشیده بیندازند، آنجاست که مرگ [خود] را مى‌خواهند.///و چون به زنجیر بسته شده، در مکانى تنگ انداخته شوند، آنجاست که ناله می‌زنند.///و چون آن کافران را در زنجیر بسته به مکان تنگی از جهنم درافکنند در آن حال همه فریاد و اویلا از دل برکشند.///و چون دست و پا بسته در تنگنایی از آن انداخته شوند، آنجاست که زاری کنند///و هنگامی که در جای تنگ و محدودی از آن افکنده شوند در حالی که در غل و زنجیرند، فریاد واویلای آنان بلند می‌شود!///و گاهی که افکنده شوند از آن به جایگاهی تنگ به هم فشردگان بخواهند در آنجا مرگ را///و هنگامی‌که آنان در جایگاهی تنگ از آن فرو افتند، در حالی که بس نزدیک (به زنجیر) کشیده شده‌اند، آنجاست که فریادی مرگبار بر آرند. quran_en_fa "This day plead not for a single destruction: plead for destruction oft-repeated!" [به آنان می‌گویند:] امروز یک بار درخواست مرگ نکنید، بلکه بسیار درخواست مرگ کنید.///[به آنان می‌گویند:] امروز یک بار درخواست مرگ نکنید، بلکه بسیار درخواست مرگ کنید.///امروز نه یک بار مرگ خویش خواهید، مرگ خویش فراوان خواهید.///امروز یک بار وا هلاکا مگویید و بسیار وا هلاکا بگویید/// «امروز یک بار هلاک [خود] را مخواهید و بسیار هلاک [خود] را بخواهید.»///[به آنان گفته مى‌شود:] «امروز یک بار درخواست مرگ نکنید، بلکه بسیار درخواست مرگ کنید.»///(و به آنها عتاب شود که) امروز فریاد حسرت و ندامت شما یکی دو تا نیست بلکه بسیار از این آه و واویلاها از دل برکشید.///امروز یک بار زاری مکنید، بلکه بسیار زاری کنید///(به آنان گفته می‌شود:) امروز یک بار واویلا نگویید، بلکه بسیار واویلا بگویید!///نخوانید امروز یک مرگ را و بخوانید مرگی فراوان را///امروز یک بار فریاد مرگبار برنکشید؛ بلکه فریادهای فسادانگیز مرگبار زیادی برآرید. quran_en_fa Say: "Is that best, or the eternal garden, promised to the righteous? for them, that is a reward as well as a goal (of attainment). بگو: آیا این [آتش سوزان] بهتر است یا بهشت جاودانی که به پرهیزکاران وعده داده‌اند که پاداش و بازگشت گاه آنان است؟///بگو: آیا این [آتش سوزان] بهتر است یا بهشت جاودانی که به پرهیزکاران وعده داده‌اند که پاداش و بازگشت گاه آنان است؟///بگو: آیا این بهتر است یا آن بهشت جاویدان که به پرهیزگاران وعده شده است، که پاداش و سرانجام آنان خواهد بود.///بگو: آیا این [عقوبت‌] بهتر است یا بهشت جاویدانى که به پرهیزکاران وعده داده شده، بهشتى که پاداش و محل بازگشت آنهاست///بگو: «آیا این [عقوبت‌] بهتر است یا بهشت جاویدان که به پرهیزگاران وعده داده شده است که پاداش و سرانجام آنان است؟»///[اى پیامبر!] به مردم بگو: «آیا این [ذلت و عذاب] بهتر است، یا بهشت جاودانى که به پرهیزکاران وعده داده شده، و سزا و سرانجام آنان است؟»///بگو: آیا این بهتر است یا بهشت ابدی که به متقیان وعده دادند که آن بهشت پاداش و منزل ایشان است.///بگو آیا این بهتر است یا بهشت جاویدانی که به پرهیزگاران وعده داده شده است که پاداش و سرانجام آنان است‌///(ای پیامبر!) بگو: «آیا این بهتر است یا بهشت جاویدانی که به پرهیزگاران وعده داده شده؟! بهشتی که پاداش اعمال آنها، و قرارگاهشان است.»///بگو آیا این بهتر است یا بهشت جاودانی که نوید داده شدند پرهیزکاران بوده است ایشان را پاداشی و بازگشتگاهی‌///بگو: «آیا این (عقوبت) بهتر است، یا بهشت جاویدان، که پرهیزگاران (به آن) وعده داده شده‌اند؛ (همان که) پاداشی و سرانجامی برایشان بوده است‌؟» quran_en_fa "For them there will be therein all that they wish for: they will dwell (there) for aye: A promise to be prayed for from thy Lord." در آنجا هر چه بخواهند در حالی که جاودانه‌اند برای آنان فراهم است، این بر عهده پروردگارت وعده‌ای است درخواست شده [و مورد انتظار اهل ایمان از خدای بخشنده و کریم.]///در آنجا هر چه بخواهند در حالی که جاودانه‌اند برای آنان فراهم است، این بر عهده پروردگارت وعده‌ای است درخواست شده [و مورد انتظار اهل ایمان از خدای بخشنده و کریم.]///تا ابد هر چه بخواهند در آنجا هست. وعده‌اى است که انجام دادن آن از پروردگارت خواسته آمده است.///هر چه بخواهند در آنجا دارند و جاودانه در آنند، وعده‌ى تعهد شده‌اى است بر پروردگار تو///جاودانه هر چه بخواهند در آنجا دارند. پروردگار تو مسؤول [تحقق‌] این وعده است.///جاودانه هر چه بخواهند، در آنجا دارند. [این پاداش] وعده‌اى است درخواست شده، بر عهده‌ی پروردگارت.///که در آن بهشت هر چه خواهند و آرزو کنند بر آنها حاضر است و آن مقام همیشگی آنهاست، وعده‌ای است بر خدا که مؤمنان از او درخواست کرده‌اند و او اجابت فرموده است.///در آنجا هر چه خواهند هست و جاویدانند، این بر پروردگارت وعده‌ای واجب است‌///هر چه بخواهند در آنجا برایشان فراهم است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ این وعده‌ای است مسلم که پروردگارت بر عهده گرفته است!///برای ایشان است آنچه خواهند جاودانان بوده است آن بر پروردگار تو وعده پرسیده‌///در آنجا برای آنان است (هر) آنچه می‌خواهند، حال آنکه در آن جاودانه‌اند. مسئولیت این وعده بر پروردگارت بوده است. quran_en_fa The day He will gather them together as well as those whom they worship besides Allah, He will ask: "Was it ye who let these My servants astray, or did they stray from the Path themselves?" و [یاد کن] روزی را که آنان را با معبودانی که به جای خدا می‌پرستیدند، محشور می‌کند، پس [به آن معبودان] می‌گوید: آیا شما این بندگان مرا گمراه کردید، یا خودشان راه را گم کردند؟///و [یاد کن] روزی را که آنان را با معبودانی که به جای خدا می‌پرستیدند، محشور می‌کند، پس [به آن معبودان] می‌گوید: آیا شما این بندگان مرا گمراه کردید، یا خودشان راه را گم کردند؟///روزى که آنان را با چیزهایى که سواى خداى یکتا مى‌پرستیدند به محشر گرد آورد و سپس پرسد: آیا شما این بندگان مرا گمراه مى‌کردید، یا آنها خود راه را گم کرده بودند؟///و روزى که آنها را با چیزهایى که به جاى خدا مى‌پرستند [از فرشتگان و انسان‌ها] محشور مى‌کند، سپس مى‌گوید: آیا شما این بندگان مرا گمراه کردید، یا آنها خود گمراه شدند///و روزى که آنان را با آنچه به جاى خدا مى‌پرستند، محشور مى‌کند، پس مى‌فرماید: «آیا شما این بندگان مرا به بیراهه کشاندید یا خود گمراه شدند؟»///روزى که خداوند، مشرکان و آنچه را از غیر خدا مى‌پرستیدند، [یک جا] گرد مى‌آورد، پس [به معبودهاى آنان] می­فرماید: «آیا شما بندگان مرا گمراه کردید؟ یا خودشان راه را گم کردند؟»///و روزی که این مشرکان را با معبودانی که به جای خدا می‌پرستیدند به عرصه قیامت محشور گرداند، آن گاه بدان معبودان گوید: آیا شما بندگان مرا از راه بردید یا خود به راه ضلالت شتافتند؟///و روزی که آنان را با آنچه به جای خدا پرستیده‌اند، گرد آورد، [به آنان‌] گوید آیا شما این بندگان مرا گمراه کردید؟ یا آنکه خود ایشان ره گم کردند؟///(به خاطر بیاور) روزی را که همه آنان و معبودهایی را که غیر از خدا می‌پرستند جمع می‌کند، آنگاه به آنها می‌گوید: «آیا شما این بندگان مرا گمراه کردید یا خود آنان راه را گم کردند؟!»///و روزی که گردآردشان با آنچه پرستند جز خدا پس گوید آیا شما گمراه کردید بندگانم را اینان یا خود گم کردند راه را///و روزی که آنان را - با آنچه پس از خدا می‌پرستند - گرد هم آورد، پس فرماید: «آیا شما این بندگان مرا به بیراهه کشاندید، یا خودشان گمراه شدند؟» quran_en_fa They will say: "Glory to Thee! not meet was it for us that we should take for protectors others besides Thee: But Thou didst bestow, on them and their fathers, good things (in life), until they forgot the Message: for they were a people (worthless and) lost." پاسخ می‌دهند: شگفتا! سزاوار ما نبود که در برابر تو دوستان و پیروانی برای [پرستش] خود بگیریم، ولی تو اینان و پدرانشان را [از نعمت‌ها] برخوردار کردی [و آنان به جای شکر نعمت‌ها چنان در شهوات غرق شدند] تا آنکه یاد تو را فراموش کردند و گروهی هلاکت یافته شدند.///پاسخ می‌دهند: شگفتا! سزاوار ما نبود که در برابر تو دوستان و پیروانی برای [پرستش] خود بگیریم، ولی تو اینان و پدرانشان را [از نعمت‌ها] برخوردار کردی [و آنان به جای شکر نعمت‌ها چنان در شهوات غرق شدند] تا آنکه یاد تو را فراموش کردند و گروهی هلاکت یافته شدند.///گویند: منزهى تو. ما را سزاوار نبوده است که جز تو کسى را به یارى گیریم. تو خود آنها و پدرانشان را برخوردار ساختى، چنان که یاد تو را فراموش کردند و مردمى شدند به هلاکت افتاده.///مى‌گویند: منزهى تو. ما را نسزد که جز تو دوستى براى خود بگیریم، ولى تو آنها و پدرانشان را برخوردار کردى تا این که یاد تو را فراموش کردند و قومى هلاک شده گشتند///مى‌گویند: «منزهى تو، ما را نسزد که جز تو دوستى براى خود بگیریم، ولى تو آنان و پدرانشان را برخوردار کردى تا [آنجا که‌] یاد [تو] را فراموش کردند و گروهى هلاک‌شده، بودند.»///آنها می‌گویند: تو منزهى! ما را نرسد که جز تو سرپرستى بگیریم؛ ولى تو اینان و پدرانشان را [از نعمت‌ها] برخوردار کردى، تا آن که یاد [تو] را فراموش کردند، و گروهى هلاک و سر در گم شدند.»///آنها گویند: پاک و منزه پروردگارا، ما خود را هرگز سزاوار آن نمی‌دانستیم که جز تو کسی را دوست خود اختیار کنیم، و لیکن تو این کافران و پدرانشان را متمتع (به دنیا و نعمتهای آن) گردانیدی تا آنکه ذکر تو (و قرآن عظیم تو که سرمایه سعادت بود) را فراموش کردند و مردمی شقی و تبه روزگار بودند.///گویند پاکا که تویی، ما را نرسد که به جای تو سروری بگیریم، ولی ایشان و پدرانشان را چندان برخوردار گرداندی که پند [قرآن‌] را فراموش کردند، و قومی سردرگم شدند///(در پاسخ) می‌گویند: «منزهی تو! برای ما شایسته نبود که غیر از تو اولیایی برگزینیم، ولی آنان و پدرانشان را از نعمتها برخوردار نمودی تا اینکه (به جای شکر نعمت) یاد تو را فراموش کردند و تباه و هلاک شدند.»///گویند منزهی تو نسزد ما را که گیریم جز تو دوستانی و لیکن کامیابیشان دادی و پدران ایشان را تا فراموش کردند کتاب را و شدند گروهی تباه‌///گفتند: «تو منزهی. برای ما هرگز شایسته نبوده که پس از تو هیچ اولیاء و سرپرستانی برای خود برگیریم. ولی تو آنان و پدرانشان را از نعمت‌هایی برخوردار کردی، تا (آنجا که) یادت را فراموش کردند و گروهی در ژرفای کساد (و فساد) بوده‌اند.» quran_en_fa (Allah will say): "Now have they proved you liars in what ye say: so ye cannot avert (your penalty) nor (get) help." And whoever among you does wrong, him shall We cause to taste of a grievous Penalty. [خدا می‌گوید: این معبودان شما] گفته شما را که می‌گفتید [اینان به جای خدا معبودان ما هستند] تکذیب کردند، اکنون نه می‌توانید [عذاب را ازخود] دفع کنید، و نه می‌توانید [برای خود یاور و] یاری بیابید. و هر که از شما [در این دنیا] ستم کند، در قیامت عذابی بزرگ به او می‌چشانیم.///[خدا می‌گوید: این معبودان شما] گفته شما را که می‌گفتید [اینان به جای خدا معبودان ما هستند] تکذیب کردند، اکنون نه می‌توانید [عذاب را ازخود] دفع کنید، و نه می‌توانید [برای خود یاور و] یاری بیابید. و هر که از شما [در این دنیا] ستم کند، در قیامت عذابی بزرگ به او می‌چشانیم.///اینان آنچه را مى‌گفتید دروغ مى‌خواندند و اکنون نتوانید عذابى را از خود دور سازید یا خویشتن را یارى دهید. و هر کس از شما که ستم کند عذابى بزرگش مى‌چشانیم.///قطعا [خدایانتان‌] آنچه را مى‌گویید دروغ خوانده‌اند، و اکنون نه مى‌توانید عذاب را از خود دفع کنید و نه خود را یارى نمایید، و هر که از شما ستم کند، عذابى سهمگین به او مى‌چشانیم///قطعا [خدایانتان‌] در آنچه مى‌گفتید، شما را تکذیب کردند؛ در نتیجه نه مى‌توانید [عذاب را از خود] دفع کنید و نه [خود را] یارى نمایید و هر کس از شما شرک ورزد عذابى سهمگین به او مى‌چشانیم.///[خداوند مى‌فرماید:] «پس [این معبودها] گفته‌هاى شما را تکذیب کردند. [اکنون] در چاره‌اندیشى [براى خود] و یارى رساندن [به خویش] توانى ندارید. و هر کس از شما ستم کند [و شرک ورزد]، عذاب بزرگى به او مى‌چشانیم.»///پس آن معبودان، شما مشرکان را در آنچه گویید تکذیب کردند (و در اثر آن به عذاب ما گرفتار شدید) پس نه شما توانید آن عذاب را برطرف گردانید و نه یاری خود توانید کرد، و هر کسی از شما بندگان (با شرک آوردن) ظلم و ستم نماید ما او را به عذابی بزرگ گرفتار می‌گردانیم.///و به راستی گفته‌های [باطل‌] شما را تخطئه کردند، پس نه چاره‌ای توانید و نه نصرتی یابید، و هر کس از شما که ستم [شرک‌] ورزیده باشد، به او عذابی سهمگین می‌چشانیم‌///(خداوند به آنان می‌گوید: ببینید) این معبودان، شما را در آنچه می‌گویید تکذیب کردند! اکنون نمی‌توانید عذاب الهی را برطرف بسازید، یا از کسی یاری بطلبید! و هر کس از شما ستم کند، عذاب شدیدی به او می‌چشانیم!///پس به درست شما را تکذیب کردند بدانچه گویند پس نتوانید گردانیدنی و نه یاری‌کردن را و آنکه ستم کند از شما چشانیمش شکنجه‌ای بزرگ‌///پس همانا (معبودانتان) آنچه می‌گفتید، بی‌گمان شما را تکذیب کردند؛ در نتیجه نه می‌توانید (عذاب را از خود) دفع کنید و نه (از آن‌ها) یاری گیرید. و هر که از شما ستم کند او را عذابی بزرگ می‌چشانیم. quran_en_fa And the messengers whom We sent before thee were all (men) who ate food and walked through the streets: We have made some of you as a trial for others: will ye have patience? for Allah is One Who sees (all things). و ما پیش از تو هیچ یک از پیامبران را نفرستادیم مگر آنکه آنان هم غذا می‌خوردند و در بازارها راه می‌رفتند، و ما برخی از شما را [وسیله] آزمایش برخی دیگر قرار دادیم [توانگر را به تهیدست وتهیدست را به توانگر، بیمار را به تندرست و تندرست را به بیمار، پیامبر را به امت و امت را به پیامبر]. آیا [نسبت به اجرای احکام الهی و تکالیف و مسؤولیت‌ها] شکیبایی می‌ورزید؟ و پروردگارت همواره [به احوال و اعمال همه] بیناست.///و ما پیش از تو هیچ یک از پیامبران را نفرستادیم مگر آنکه آنان هم غذا می‌خوردند و در بازارها راه می‌رفتند، و ما برخی از شما را [وسیله] آزمایش برخی دیگر قرار دادیم [توانگر را به تهیدست وتهیدست را به توانگر، بیمار را به تندرست و تندرست را به بیمار، پیامبر را به امت و امت را به پیامبر]. آیا [نسبت به اجرای احکام الهی و تکالیف و مسؤولیت‌ها] شکیبایی می‌ورزید؟ و پروردگارت همواره [به احوال و اعمال همه] بیناست.///پیش از تو پیامبرانى نفرستاده‌ایم جز آنکه طعام مى‌خوردند و در بازارها راه مى‌رفتند. و شما را وسیله آزمایش یکدیگر قرار دادیم. آیا صبر توانید کرد؟ و پروردگار تو بیناست.///و پیش از تو پیامبران را نفرستادیم جز این که آنها نیز غذا مى‌خوردند و در بازارها راه مى‌رفتند، و ما شما [مردم‌] را وسیله آزمایش یکدیگر قرار داده‌ایم آیا صبورى مى‌کنید؟ و پروردگار تو بیناست///و پیش از تو پیامبران [خود] را نفرستادیم جز اینکه آنان [نیز] غذا مى‌خوردند و در بازارها راه مى‌رفتند، و برخى از شما را براى برخى دیگر [وسیله‌] آزمایش قرار دادیم. آیا شکیبایى مى‌کنید؟ و پروردگار تو همواره بیناست.///و ما هیچ پیامبرى پیش از تو نفرستادیم، مگر آن که آنان [نیز مانند مردم] غذا مى‌خوردند و در بازارها راه مى‌رفتند. و ما برخى از شما را وسیله‌ى آزمایش برخى دیگر قرار دادیم، [تا ببینیم] آیا صبر و تحمل از خود نشان مى‌دهید؟ و پروردگارت همواره بیناست.///و ما هیچ رسولی پیش از تو به خلق نفرستادیم مگر آنکه آنها هم (مانند تو) غذا می‌خوردند و در میان بازارها راه می‌رفتند (پس امت به این عذر تکذیب رسالت تو نتوانند کرد)، و ما بعضی از شما بندگان را سبب آزمایش بعضی دیگر می‌گردانیم تا آیا صبر (در طاعت خدا) خواهید کرد؟ و پروردگار تو (به احوال و اعمال همه خلق) بیناست.///و پیش از تو کسی از پیامبران را نفرستادیم مگر آنکه غذا می‌خوردند و در بازارها راه می‌رفتند، و بعضی از شما را مایه آزمون بعضی دیگر ساخته‌ایم آیا شکیبایی می‌ورزید؟ و پروردگار تو بیناست‌///ما هیچ یک از رسولان را پیش از تو نفرستادیم مگر اینکه غذا می‌خوردند و در بازارها راه می‌رفتند؛ و بعضی از شما را وسیله امتحان بعضی دیگر قراردادیم، آیا صبر و شکیبایی می‌کنید (و از عهده امتحان برمی‌آیید)؟! و پروردگار تو همواره بصیر و بینا بوده است.///و نفرستادیم پیش از تو از پیمبران جز آنکه آنان می‌خوردند خوراک را و راه می‌رفتند در بازارها و گردانیدیم برخی از شما را برای برخی آزمایش آیا شکیبا شوید و بوده است پروردگار تو بینا///و پیش از تو هیچ یک از پیامبران را نفرستادیم جز اینکه آنان (نیز) همواره غذا می‌خوردند و در بازارها راه می‌رفتند و برخی از شما را برای برخی دیگر وسیله‌ی آزمایشی آتشین نهادیم. آیا شکیبایی می‌کنید؟ حال آنکه پروردگارت همواره بسیار بینا بوده است. quran_en_fa Such as fear not the meeting with Us (for Judgment) say: "Why are not the angels sent down to us, or (why) do we not see our Lord?" Indeed they have an arrogant conceit of themselves, and mighty is the insolence of their impiety! و آنان که به دیدار [قیامت و محاسبه اعمال به وسیله] ما امید ندارند، گفتند: چرا بر ما فرشتگانی نازل نشد، یا [چرا] پروردگارمان را نمی‌بینیم؟ به راستی که خودشان را در درون خود بزرگ شمردند و دچار سرکشی بزرگی شدند.///و آنان که به دیدار [قیامت و محاسبه اعمال به وسیله] ما امید ندارند، گفتند: چرا بر ما فرشتگانی نازل نشد، یا [چرا] پروردگارمان را نمی‌بینیم؟ به راستی که خودشان را در درون خود بزرگ شمردند و دچار سرکشی بزرگی شدند.///کسانى که به دیدار ما امید ندارند، گفتند: چرا فرشتگان بر ما نازل نمى‌شوند؟ یا، چرا پروردگار خود را نمى‌بینیم؟ به راستى که خود را بزرگ شمردند و طغیان کردند، طغیانى بزرگ.///و کسانى که به لقاى ما امید ندارند گفتند: چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند؟ یا پروردگارمان را نمى‌بینیم؟ راستى که آنها در باره‌ى خویشتن تکبر ورزیدند و طغیان کردند، طغیانى بزرگ///و کسانى که به لقاى ما امید ندارند، گفتند: «چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند یا پروردگارمان را نمى‌بینیم؟» قطعا در مورد خود تکبر ورزیدند و سخت سرکشى کردند.///و کسانى که به ملاقات ما امید ندارند، [و رستاخیز را نمى‌پذیرند،] گفتند: «چرا فرشتگان بر ما نازل نمى‌شوند؟ یا چرا پروردگارمان را نمى‌بینیم؟» به راستى خود را بزرگ شمردند و سرکشى بزرگى ورزیدند.///و آنان که امید لقای ما را ندارند (و به قیامت معتقد نیستند) گویند: چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند؟ یا چرا ما خدا را به چشم نمی‌بینیم (تا در ایمان، به رسول محتاج نباشیم)؟ همانا آنان در حق خویش راه تکبر و نخوت پیش گرفتند و به سرکشی و طغیانی شدید شتافتند.///و کسانی که به لقای ما امید ندارند گویند چرا فرشتگان بر ما نازل نمی‌شوند، یا چرا پروردگارمان را نمی‌بینیم؟ در دلشان استکباری‌ورزیدند و سرکشی بزرگی کردند///و کسانی که امیدی به دیدار ما ندارند (و رستاخیز را انکار می‌کنند) گفتند: «چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند و یا پروردگارمان را با چشم خود نمی‌بینیم؟!» آنها درباره خود تکبر ورزیدند و طغیان بزرگی کردند!///و گفتند آنان که امید ندارند ملاقات ما را چرا فرود نشود بر ما فرشتگان یا بینیم پروردگار خویش را همانا برتری جستند در دلهاشان و سرکشی کردند سرکشی بزرگ‌///و کسانی که به لقای (معرفتی، وحیانی و پاداش) ما امید ندارند، گفتند: «چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند، یا (چرا) پروردگارمان را نمی‌بینیم‌؟» بی‌گمان همواره در خودهاشان کبر و برتری جستند، و سرکشی بزرگی کردند. quran_en_fa The Day they see the angels,- no joy will there be to the sinners that Day: The (angels) will say: "There is a barrier forbidden (to you) altogether!" روزی که آنان فرشتگان را می‌بینند، آن روز برای مجرمان بشارتی نیست؛ و آنان [به فرشتگان] می‌گویند: [از شما درخواست داریم که ما را] امان دهید [و آسیب وگزند عذاب را از ما] مانع شوید.///روزی که آنان فرشتگان را می‌بینند، آن روز برای مجرمان بشارتی نیست؛ و آنان [به فرشتگان] می‌گویند: [از شما درخواست داریم که ما را] امان دهید [و آسیب وگزند عذاب را از ما] مانع شوید.///روزى که فرشتگان را ببینند، در آن روز مجرمان را هیچ مژده‌اى ندهند و به آنها گویند: مژده بر شما حرام است.///روزى که فرشتگان را ببینند، بشارتى در آن روز براى مجرمان نخواهد بود و [به التماس‌] مى‌گویند: ما را امان دهید و معاف دارید///روزى که فرشتگان را ببینند، آن روز براى گناهکاران بشارتى نیست، و مى‌گویند: «دور و ممنوع [آید از رحمت خدا].»///روزى که فرشتگان را مى‌بینند، آن روز براى گناهکاران مژده‌اى نیست، و [به فرشتگان] مى‌گویند: «ما را امان دهید و [عذاب را از ما] دور کنید!»///روزی که فرشتگان را ببینند مجرمان در آن روز بشارتی (از فرشته) نیابند و به آنها گویند: محروم و ممنوع (از لقاء رحمت و جنت خدا) باشید.///روزی که فرشتگان را ببینند، آن روز بشارتی برای گناهکاران نیست، و گویند حرمان نصیب شماست‌///(آنها به آرزوی خود می‌رسند،) اما روزی که فرشتگان را می‌بینند، روز بشارت برای مجرمان نخواهد بود (بلکه روز مجازات و کیفر آنان است)! و می‌گویند: «ما را امان دهید، ما را معاف دارید!» (اما سودی ندارد!)///روزی که بینند فرشتگان را نباد مژده در آن روز برای گنهکاران و گویند دور باشی دور///روزی که فرشتگان را ببینند، در آن هنگام (و هنگامه) برای مجرمان هرگز بشارتی نیست، و (فرشتگان به آنان) گویند: «(از پروردگار و نعمت‌هایش) دورادور باشید.» quran_en_fa And We shall turn to whatever deeds they did (in this life), and We shall make such deeds as floating dust scattered about. و ما به [بررسی و حسابرسی] هر عملی که [به عنوان عمل خیر] انجام داده‌اند، می‌پردازیم، پس همه آنها را غباری پراکنده می‌سازیم.///و ما به [بررسی و حسابرسی] هر عملی که [به عنوان عمل خیر] انجام داده‌اند، می‌پردازیم، پس همه آنها را غباری پراکنده می‌سازیم.///و به اعمالى که کرده‌اند پردازیم و همه را چون ذرات خاک بر باد دهیم.///و به سراغ اعمالى که کرده‌اند مى‌رویم و آن را چون گردى پراکنده بر باد مى‌دهیم///و به هر گونه کارى که کرده‌اند مى‌پردازیم و آن را [چون‌] گردى پراکنده مى‌سازیم.///ما به [حساب‌] هر کارى که کرده‌اند، مى‌پردازیم، و آن را غبارى پراکنده مى‌سازیم.///و ما توجه به اعمال (فاسد بی‌خلوص و حقیقت) آنها کرده و همه را (باطل و نابود چون) غباری پراکنده می‌گردانیم.///و به هرگونه کاری که کرده‌اند می‌پردازیم و آن را هیچ و پوچ می‌گردانیم‌///و ما به سراغ اعمالی که انجام داده‌اند می‌رویم، و همه را همچون ذرات غبار پراکنده در هوا قرار می‌دهیم!///و آمدیم بسوی آنچه کردند از کردار پس گردانیدیمش گردی پراکنده‌///و به هر گونه کاری که کرده‌اند قدم (و اقدام قدرتمندانه) نهادیم. پس آن را (چون) گردی پراکنده ساختیم. quran_en_fa The Companions of the Garden will be well, that Day, in their abode, and have the fairest of places for repose. اهل بهشت در آن روز، قرارگاهشان بهتر و استراحت گاهشان نیکوتر است.///اهل بهشت در آن روز، قرارگاهشان بهتر و استراحت گاهشان نیکوتر است.///اهل بهشت در این روز در بهترین جایگاه و بهترین مکان براى آرامش هستند.///آن روز جایگاه اهل بهشت بهتر و استراحتگاهشان نیکوتر است///آن روز، جایگاه اهل بهشت بهتر و استراحتگاهشان نیکوتر است.///آن روز، اهل بهشت، جایگاهی خوش و آسایشگاهی نیکو دارند.///اهل بهشت در آن روز مسکن و مقری بهتر و آرامش و خوابگاهی نیکوتر خواهند داشت.///در آن روز بهشتیان خوش جایگاه‌تر و مرفه‌ترند///بهشتیان در آن روز قرارگاهشان از همه بهتر، و استراحتگاهشان نیکوتر است!///یاران بهشت در آن روز بهترند در آرامش و نکوترند در آسودنگاه‌///آن هنگام قرارگاه بهشتیان بهتر و استراحتگاهشان در نیمروز نیکوتر است. quran_en_fa The Day the heaven shall be rent asunder with clouds, and angels shall be sent down, descending (in ranks),- و [یاد کن] روزی را که آسمان به سبب ابری [که بر فراز آن است] می‌شکافد و فرشتگان به تدریج [به صورتی ویژه] فرستاده شوند.///و [یاد کن] روزی را که آسمان به سبب ابری [که بر فراز آن است] می‌شکافد و فرشتگان به تدریج [به صورتی ویژه] فرستاده شوند.///روزى که آسمان با ابرها مى‌شکافد و فرشتگان بر زمین فرو فرستاده شوند.///و روزى که آسمان با ابرهایش بشکافد و فرشتگان چنان که باید فرستاده شوند///و روزى که آسمان با ابرى سپید از هم مى‌شکافد و فرشتگان نزول یابند!///و روزى که آسمان با ابرها شکافته می‌شود، و فرشتگان با فرودی ویژه فرود آیند.///و (یاد کن) روزی که آسمان با ابر از هم شکافته و فرشتگان با سرعت تمام (به امر حق) فرود آیند.///و روزی که آسمان با ابرها بشکافد و فرشتگان فرو فرستاده شوند///و (بخاطر آور) روزی را که آسمان با ابرها شکافته می‌شود، و فرشتگان نازل می‌گردند.///و روزی که بشکافد آسمان به ابر و فرستاده شوند فرشتگان فرستادنی‌///و روزی که آسمان با (آن) ابر پوشنده (ی عذاب) از هم می‌شکافد و فرشتگان، شگفت‌انگیز، پیاپی یکدیگر فرود آورده شدند؛ quran_en_fa That Day, the dominion as of right and truth, shall be (wholly) for (Allah) Most Merciful: it will be a Day of dire difficulty for the misbelievers. در آن روز فرمانروایی مطلق برای [خدای] رحمان ثابت است، و بر کافران روزی بسیار دشوار است،///در آن روز فرمانروایی مطلق برای [خدای] رحمان ثابت است، و بر کافران روزی بسیار دشوار است،///فرمانروایى در آن روز -به راستى- از آن خداى رحمان است. و براى کافران روزى دشوار خواهد بود.///آن روز فرمانروایى، واقعى و از آن [خداى‌] رحمان است و روزى است که بر کافران بسى دشوار خواهد بود///آن روز، فرمانروایى بحق، از آن [خداى‌] رحمان است و روزى است که بر کافران بسى دشوار است.///آن روز، فرمانروایى حق، از آن [خداى] رحمان است. و روزى است که بر کافران سخت و سنگین است.///پادشاهی به حق در آن روز خاص خدای رحمان است، و بر کافران روز بسیار سختی خواهد بود.///در چنین روزی فرمانروایی بر حق از آن خداوند رحمان است، و روزی است که بر کافران سخت و سنگین است‌///حکومت در آن روز از آن خداوند رحمان است؛ و آن روز، روز سختی برای کافران خواهد بود!///پادشاهی در آن روز حق از آن خدای مهربان است و بوده است روزی بر کافران سخت‌///در آن هنگام، حق فرماندهی کل ویژه‌ی (خدای) رحمتگر بر آفریدگان است. و این (خود) روزی بوده که بر کافران بسی دشوار بوده است. quran_en_fa The Day that the wrong-doer will bite at his hands, he will say, "Oh! would that I had taken a (straight) path with the Messenger! و روزی که ستمکار، دو دست خود را [از شدت اندوه و حسرت به دندان] می‌گزد [و] می‌گوید: ای کاش همراه این پیامبر راهی به سوی حق برمی گرفتم،///و روزی که ستمکار، دو دست خود را [از شدت اندوه و حسرت به دندان] می‌گزد [و] می‌گوید: ای کاش همراه این پیامبر راهی به سوی حق برمی گرفتم،///روزى که کافر دستان خود را به دندان گزد و گوید: اى کاش راهى را که رسول در پیش گرفته بود، در پیش گرفته بودم؛///و روزى که ستمکار دست‌هاى خود را به دندان گزد و گوید: اى کاش با پیامبر راهى پیش مى‌گرفتم///و روزى است که ستمکار دستهاى خود را مى‌گزد [و] مى‌گوید: «اى کاش با پیامبر راهى برمى‌گرفتم.»///و روزى که ستمکار [مشرک] دو دست خود را [از روى حسرت] به دندان مى‌گزد، و مى‌گوید: «اى کاش همراه با پیامبر راهى به سوى حق برمى‌گرفتم.///و روزی که شخص ظالم پشت دست حسرت به دندان گرفته و گوید: ای کاش من (در دنیا) با رسول حق راهی (برای دوستی و طاعت) پیش می‌گرفتم.///و روزی است که ستمکار [مشرک‌] دست [حسرت‌] می‌گزد و می‌گوید کاش من راه [پیروی از] پیامبر را پیش می‌گرفتم‌///و (به خاطر آور) روزی را که ستمکار دست خود را (از شدت حسرت) به دندان می‌گزد و می‌گوید: «ای کاش با رسول (خدا) راهی برگزیده بودم!///و روزی که می‌گزد ستمگر دستهای خود را گوید کاش گرفته بودم با پیمبر راهی‌///و روزی که ستمکار بر دست‌هایش (با دندانش) همی‌گزد (و) گوید: «ای کاش با پیامبر راهی (سوی خدا) بر می‌گرفتم.» quran_en_fa "Ah! woe is me! Would that I had never taken such a one for a friend! ای وای، کاش من فلانی را [که سبب بدبختی من شد] به دوستی نمی‌گرفتم،///ای وای، کاش من فلانی را [که سبب بدبختی من شد] به دوستی نمی‌گرفتم،///واى بر من، کاش فلان را دوست نمى‌گرفتم؛///اى واى بر من، کاش فلانى را دوست خود نگرفته بودم/// «اى واى، کاش فلانى را دوست [خود] نگرفته بودم.///واى بر من! ای کاش آن [نابکار و فاسق] را به دوستى برنگزیده بودم!///وای بر من، ای کاش که فلان (مرد کافر و رفیق فاسق) را دوست نمی‌گرفتم.///وای بر من کاش من فلانی را دوست نمی‌گرفتم‌///ای وای بر من، کاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نکرده بودم!///ای وای بر من کاش نمی‌گرفتم فلان را دوستی‌///«ای وای بر من! کاش فلانی را دوست تنگاتنگ (خود) بر نگرفته بودم.» quran_en_fa "He did lead me astray from the Message (of Allah) after it had come to me! Ah! the Evil One is but a traitor to man!" بی تردید مرا از قرآن پس از آنکه برایم آمد گمراه کرد. و شیطان همواره انسان را [پس از گمراه کردنش تنها و غریب در وادی هلاکت] وامی گذارد؛///بی تردید مرا از قرآن پس از آنکه برایم آمد گمراه کرد. و شیطان همواره انسان را [پس از گمراه کردنش تنها و غریب در وادی هلاکت] وامی گذارد؛///با آنکه قرآن براى من نازل شده بود، مرا از پیرویش بازمى‌داشت. و این شیطان همواره آدمى را تنها مى‌گذارد.///همانا مرا از قرآن پس از آن که براى من آمده بود دور ساخت و شیطان همواره خوار کننده و فرو گذارنده‌ى انسان بوده است///او [بود که‌] مرا به گمراهى کشانید پس از آنکه قرآن به من رسیده بود.» و شیطان همواره فروگذارنده انسان است.///[آن دوست] بعد از آن که حق به سراغ من آمد، مرا از یادآورى [آن] گمراه ساخت. و شیطان، هنگام امید، انسان را رها مى‌کند.»///رفاقت او مرا از پیروی قرآن پس از آنکه به من رسید محروم ساخت و گمراه گردانید، آری شیطان برای انسان مایه خذلان (و گمراهی) است.///او مرا از پند [قرآن‌] پس از آنکه برایم آمده بود، دور و گمراه کرد، و شیطان تنها گذار انسان است‌///او مرا از یادآوری (حق) گمراه ساخت بعد از آنکه (یاد حق) به سراغ من آمده بود!» و شیطان همیشه خوارکنند* انسان بوده است!///همانا گمراهم کرد از یادآوری (یا کتاب) پس از آنکه بیامدم و بوده است شیطان انسان را خوارسازنده‌///«هم او (بود که) همواره مرا از یادواره (ی حق) بس گمراه کرد، پس از آنکه برایم آمده بود.» و شیطان همواره خوار و بی‌مقدارکننده‌ی انسان بوده است. quran_en_fa Then the Messenger will say: "O my Lord! Truly my people took this Qur'an for just foolish nonsense." و پیامبر [درقیامت] می‌گوید: پروردگارا! همانا قوم من این قرآن را متروک گذاشتند!///و پیامبر [درقیامت] می‌گوید: پروردگارا! همانا قوم من این قرآن را متروک گذاشتند!///پیامبر گفت: اى پروردگار من، قوم من ترک قرآن گفتند.///و پیامبر گوید: پروردگارا! قوم من این قرآن را رها کردند///و پیامبر [خدا] گفت: «پروردگارا، قوم من این قرآن را رها کردند.»///و پیامبر [در روز قیامت،] مى‌گوید: «پروردگارا! قوم من این قرآن را رها کردند.»///در آن روز رسول (به شکوه از امت در پیشگاه رب العزه) عرض کند: بارالها (تو آگاهی که) امت من این قرآن را به کلی متروک و رها کردند.///و پیامبر گوید پروردگارا قوم من این قرآن را وانهادند///و پیامبر عرضه داشت: «پروردگارا! قوم من قرآن را رها کردند».///و گفت پیمبر پروردگارا همانا قومم برگرفتند این قرآن را ترک‌شده‌///و پیامبر گفت: «پروردگارم! قوم من بی‌گمان این قرآن را بس دور و مهجور گرفتند.» quran_en_fa Thus have We made for every prophet an enemy among the sinners: but enough is thy Lord to guide and to help. و ما این گونه برای هر پیامبری دشمنانی از مجرمان قرار دادیم، و کافی است که پروردگارت [برای تو] راهنما و یاری دهنده باشد.///و ما این گونه برای هر پیامبری دشمنانی از مجرمان قرار دادیم، و کافی است که پروردگارت [برای تو] راهنما و یاری دهنده باشد.///اینچنین هر پیامبرى را از میان مجرمان دشمنى پدید آوردیم. و پروردگار تو براى راهنمایى و یارى تو کافى است.///و این گونه براى هر پیامبرى دشمنى از میان مجرمان قرار دادیم، و همین بس که پروردگارت راهنما و یاور [تو] باشد///و این گونه براى هر پیامبرى دشمنى از گناهکاران قرار دادیم، و همین بس که پروردگارت راهبر و یاور توست.///و ما این‌گونه براى هر پیامبرى، دشمنى از گناهکاران قرار دادیم. و پروردگارت براى راهنمایى و یاری تو بس است.///و همچنین ما برای هر پیغمبری دشمنی از جنس بدکاران (امتش) قرار دادیم، و تنها خدای تو برای هدایت و نصرت و یاری تو کفایت است.///و بدین‌سان برای هر پیامبری دشمنی از گناهکاران قرار دادیم، و پروردگارت بس رهنما و یاور است‌///(آری،) این گونه برای هر پیامبری دشمنی از مجرمان قرار دادیم؛ اما (برای تو) همین بس که پروردگارت هادی و یاور (تو) باشد!///و بدینسان قرار دادیم برای هر پیمبری دشمنی از گنهکاران و بس است پروردگار تو راهنما و یاوری‌///و این گونه برای هر پیامبری دشمنی از مجرمان نهادیم و همین بس که پروردگارت راهبر و یاوری (بس توانا) است. quran_en_fa Those who reject Faith say: "Why is not the Qur'an revealed to him all at once? Thus (is it revealed), that We may strengthen thy heart thereby, and We have rehearsed it to thee in slow, well-arranged stages, gradually. و کافران گفتند: چرا قرآن یک باره بر او نازل نشد؟ این گونه [قرآن را به تدریج نازل می‌کنیم] تا قلب تو را به آن استوار سازیم، و آن را بر تو با مهلت و آرامی خواندیم.///و کافران گفتند: چرا قرآن یک باره بر او نازل نشد؟ این گونه [قرآن را به تدریج نازل می‌کنیم] تا قلب تو را به آن استوار سازیم، و آن را بر تو با مهلت و آرامی خواندیم.///کافران گفتند: چرا این قرآن به یکباره بر او نازل نمى‌شود؟ براى آن است که دل تو را بدان نیرومندى دهیم و آن را به آهستگى و ترتیب فرو خوانیم.///و کسانى که کافر شدند گفتند: چرا قرآن یکجا بر او نازل نشده است؟ این گونه [فرستادیم‌] تا دل تو را به وسیله آن استوار گردانیم و آن را به تدریج بر تو خواندیم///و کسانى که کافر شدند، گفتند: «چرا قرآن یکجا بر او نازل نشده است؟» این گونه [ما آن را به تدریج نازل کردیم‌] تا قلبت را به وسیله آن استوار گردانیم، و آن را به آرامى [بر تو] خواندیم.///و کسانى که کفر ورزیدند، گفتند: «چرا قرآن یک‌جا بر او نازل نشده است؟» [غافل از آن که ما] این‌گونه [قرآن را به تدریج فروفرستادیم،] تا دل تو را به آن استوار کنیم و آن را پى­درپى و به آرامى بر تو خواندیم.///و باز (کافران جاهل) به اعتراض گفتند که چرا این قرآن (اگر از جانب خداست) یکجا برای رسول نازل نشد؟ ما آن را این چنین فرستادیم تا (تدریجا) تو را به آیات آن دل آرام کنیم و اطمینان قلب دهیم و (بدین سبب) آیات آن را بر تو مرتب به ترتیبی روشن و به آهستگی برخواندیم.///و کافران گویند چرا قرآن یکباره بر او نازل نمی‌شود؟ بدین‌سان [نازل می‌شود] تا دل تو را به آن استوار داریم و آن را چنانکه باید و شاید بخوانیم‌///و کافران گفتند: «چرا قرآن یکجا بر او نازل نمی‌شود؟!» این بخاطر آن است که قلب تو را بوسیله آن محکم داریم، و (از این رو) آن را به تدریج بر تو خواندیم.///و گفتند آنان که کفر ورزیدند چرا فرود آورده نشد بر او قرآن به یک بار بدینسان تا استوار سازیم بدان دلت را و به تدریج فرستادیمش تدریجی‌///و کسانی که کافر شدند، گفتند: «چرا قرآن یک‌جا بر او نازل نشده‌؟» این گونه (ما آن را به تدریج فرو فرستادیم) تا دل فروزانت را پای‌برجا نهیم و آن را بر تو به تدریج (به گونه‌ای دلربا) برخواندیم، خواندنی (زیبا). quran_en_fa And no question do they bring to thee but We reveal to thee the truth and the best explanation (thereof). و [دشمنان] هیچ وصف و سخن باطلی بر ضد تو نمی‌آورند، مگر آنکه ما حق را و نیکوترین تفسیر را [برای در هم شکستن آن] برای تو می‌آوریم.///و [دشمنان] هیچ وصف و سخن باطلی بر ضد تو نمی‌آورند، مگر آنکه ما حق را و نیکوترین تفسیر را [برای در هم شکستن آن] برای تو می‌آوریم.///هیچ مثلى براى تو نیاورند مگر آنکه پاسخش را به راستى و در نیکوترین بیان بیاوریم.///و براى تو هیچ مثلى نمى‌آورند مگر آن که [پاسخى‌] حق و تفسیرى نیکوتر برایت مى‌آوریم///و براى تو مثلى نیاوردند، مگر آنکه [ما] حق را با نیکوترین بیان براى تو آوردیم.///و هیچ مثلى براى تو نمی‌آورند، مگر آن که پاسخ به حق و بهترین بیان را براى تو می‌آوریم.///و کافران بر تو هیچ مثل (باطل و اعتراض ناحق) نیاورند مگر آنکه ما در مقابل برای تو سخن حق را با بهترین بیان پاسخ آنها آریم.///و [کافران‌] به نزد تو هیچ مثلی نیاورند، مگر آنکه [جوابی‌] بر حق و خوش‌بیان‌تر برایت بیاوریم‌///آنان هیچ مثلی برای تو نمی‌آورند مگر اینکه ما حق را برای تو می‌آوریم، و تفسیری بهتر (و پاسخی دندان شکن که در برابر آن ناتوان شوند)!///و نیارندت مثلی جز آنکه بیاریمت به حق و نکوتر تفسیری‌///و تو را مثلی نمی‌آورند، مگر آنکه ما حق را با نیکوترین تفسیر (و بیان) برایت آوردیم. quran_en_fa Those who will be gathered to Hell (prone) on their faces,- they will be in an evil plight, and, as to Path, most astray. همانان که [در قیامت] به رو در افتاده به سوی دوزخ محشور می‌شوند، آنان بدترین جایگاه را دارند، و گمراه‌ترین مردم اند.///همانان که [در قیامت] به رو در افتاده به سوی دوزخ محشور می‌شوند، آنان بدترین جایگاه را دارند، و گمراه‌ترین مردم اند.///کسانى را که بر روى مى‌کشند و در جهنم گرد مى‌آورند، به جایگاه بدتر و به راه گمگشته‌ترند.///کسانى که به رو افتاده به سوى جهنم رانده مى‌شوند، در بدترین جایگاه و بى‌راهه‌ترین راه قرار دارند///کسانى که -به رو درافتاده- به سوى جهنم رانده مى‌شوند، آنان بدترین جاى و گم‌ترین راه را دارند.///کسانى که به رو درافتاده، به سوى جهنم محشور مى‌شوند، آنان بدترین جای را دارند، و گمراه‌ترین مردمند.///آنان که به رو به سوی آتش دوزخ برندشان به بدترین مکان شتافته و سخت‌ترین راه ضلالت یافته‌اند.///[آری‌] کسانی که به سوی جهنم بر روی چهره‌هایشان محشور شوند، اینان بدمرتبه‌تر و گمراه‌ترند///(تو گمراه نیستی،) آنان که بر صورتهایشان بسوی جهنم محشور می‌شوند، بدترین محل را دارند و گمراه‌ترین افرادند!///آنان که گرد آورده شوند (برانگیخته شوند) بر رویهای خود بسوی دوزخ آنان بدترند در جایگاه و گمراه‌ترند در راه‌///کسانی که - بر رویشان در افتاده - سوی جهنم گرد آورده می‌شوند، آنان جایگاهشان بدترین و (خودشان) گمراه‌ترینند. quran_en_fa (Before this,) We sent Moses The Book, and appointed his brother Aaron with him as minister; و به راستی به موسی کتاب دادیم، و برادرش هارون را همراه او دستیار و کمک قرار دادیم.///و به راستی به موسی کتاب دادیم، و برادرش هارون را همراه او دستیار و کمک قرار دادیم.///به موسى کتاب دادیم و برادرش هارون را مددکارش ساختیم.///و به راستى ما به موسى کتاب آسمانى عطا کردیم و برادرش هارون را همراه او مددکارش کردیم///و به یقین [ما] به موسى کتاب [آسمانى‌] عطا کردیم، و برادرش هارون را همراه او دستیار [ش‌] گردانیدیم.///و همانا به موسى کتاب دادیم. و برادرش هارون را همراه او وزیر [و دستیارش] قرار دادیم.///و همانا ما به موسی کتاب (تورات) را عطا کردیم و برادرش هارون را وزیر او قرار دادیم.///و به راستی به موسی کتاب آسمانی دادیم و برادرش هارون را همراه او دستیار گرداندیم‌///و ما به موسی کتاب (آسمانی) دادیم؛ و برادرش هارون را یاور او قرار دادیم؛///و همانا دادیم به موسی کتاب را و گردانیدیم با او برادرش هارون را وزیری‌///و همانا (ما) به موسی به‌راستی کتاب وحیانی (تورات) را دادیم و برادرش هارون را با او [: در پوشش رسالتش]، وزیری نهادیم. quran_en_fa And We command: "Go ye both, to the people who have rejected our Signs:" And those (people) We destroyed with utter destruction. پس گفتیم: هر دو به سوی گروهی که آیات ما را تکذیب کردند، بروید. [آن گروه در برابر حق لجاجت و تکبر ورزیدند] در نتیجه آنان را به شدت درهم کوبیده و هلاک کردیم.///پس گفتیم: هر دو به سوی گروهی که آیات ما را تکذیب کردند، بروید. [آن گروه در برابر حق لجاجت و تکبر ورزیدند] در نتیجه آنان را به شدت درهم کوبیده و هلاک کردیم.///و گفتیم: نزد مردمى که آیات ما را تکذیب کرده‌اند، بروید. و آن قوم را به سختى هلاک کردیم.///پس گفتیم: به سوى قومى بروید که آیات ما را تکذیب کردند پس ما آنان را به سختى هلاک نمودیم///پس گفتیم: «هر دو به سوى قومى که نشانه‌هاى ما را به دروغ گرفتند بروید.» پس [ما] آنان را به سختى هلاک نمودیم.///پس به آن دو گفتیم: «به سوى قومى که آیات ما را تکذیب کردند، بروید.» آن‌گاه آنان را [به­ خاطر عنادشان] به سختى قلع و قمع کردیم.///آن گاه گفتیم که رو به جانب آن قوم که آیات ما را تکذیب کردند روید. پس آنها را (پس از تکذیب آن دو) سخت هلاک گردانیدیم.///آنگاه گفتیم که به سوی قومی که آیات ما را دروغ انگاشتند بروید، آنگاه به کلی نابودشان کردیم‌///و گفتیم: «به سوی این قوم که آیات ما را تکذیب کردند بروید!» (اما آن مردم به مخالفت برخاستند) و ما به شدت آنان را درهم کوبیدیم!///پس گفتیم بروید بسوی قومی که دروغ پنداشتند آیتهای ما را پس سرنگون ساختیمشان سرنگونیی‌///پس گفتیم: «هر دو سوی قومی - که با نشانه‌های ما (همان‌ها و ما را) تکذیب کردند – بروید.» پس (ما) آنان [: تکذیب‌کنندگان] را در هلاکتی بسیار سخت سرنگون کردیم سرنگون کردنی. quran_en_fa And the people of Noah,- when they rejected the messengers, We drowned them, and We made them as a Sign for mankind; and We have prepared for (all) wrong-doers a grievous Penalty;- و قوم نوح را هنگامی که پیامبران را تکذیب کردند، غرق کردیم، و آنان را برای مردم نشانه‌ای [عبرت آموز] قرار دادیم، و برای ستمکاران عذابی دردناک آماده کرده‌ایم.///و قوم نوح را هنگامی که پیامبران را تکذیب کردند، غرق کردیم، و آنان را برای مردم نشانه‌ای [عبرت آموز] قرار دادیم، و برای ستمکاران عذابی دردناک آماده کرده‌ایم.///قوم نوح را چون پیامبران را تکذیب کردند غرقه کردیم و آنها را براى مردم عبرتى ساختیم. و براى ستمکاران عذابى دردآور آماده کرده‌ایم.///و قوم نوح را آن‌گاه که پیامبران را تکذیب کردند غرقشان کردیم و آنها را براى مردم عبرتى ساختیم، و براى ستمکاران عذابى پر درد آماده کرده‌ایم///و قوم نوح را آنگاه که پیامبران [خدا] را تکذیب کردند غرقشان ساختیم، و آنان را براى [همه‌] مردم عبرتى گردانیدیم و براى ستمکاران عذابى پر درد آماده کرده‌ایم.///و قوم نوح را که پیامبران را تکذیب کردند، غرق نمودیم و آنان را براى مردم [تاریخ] عبرت قرار دادیم. و براى ستمکاران عذابى دردناک آماده کردیم.///و نیز قوم نوح چون رسولان حق را تکذیب کردند ما آنها را به طوفان هلاک سپردیم و آیت عبرت مردم ساختیم، و برای ستمکاران عذاب دردناک مهیا گردانیده‌ایم.///و قوم نوح چون پیامبران را دروغگو انگاشتند، غرقه‌شان کردیم و آنان را برای مردم مایه عبرت ساختیم، و برای ستمکاران [مشرک‌] عذابی دردناک آماده ساختیم‌///و قوم نوح را هنگامی که رسولان (ما) را تکذیب کردند غرق نمودیم، و آنان را درس عبرتی برای مردم قرار دادیم؛ و برای ستمگران عذاب دردناکی فراهم ساخته‌ایم!///و قوم نوح هنگامی که تکذیب کردند فرستادگان را غرقشان کردیم و گردانیدیمشان برای مردم آیتی و آماده کردیم برای ستمگران عذابی دردناک را///و گروه نوح را - آن هنگام (و هنگامه‌ای) که پیامبران (خدا) را تکذیب کردند - غرقشان نمودیم و آنان را برای مردمان نشانه‌ای نهادیم. و برای ستمکاران عذابی پر درد آماده کردیم. quran_en_fa As also 'Ad and Thamud, and the Companions of the Rass, and many a generation between them. و قوم عاد و ثمود و اهل رس و اقوام بسیاری را [نیز که] در [فاصله] میان آن [قوم نوح و اهل رس بودند، هلاک کردیم.]///و قوم عاد و ثمود و اهل رس و اقوام بسیاری را [نیز که] در [فاصله] میان آن [قوم نوح و اهل رس بودند، هلاک کردیم.]///و عاد را و ثمود را و اصحاب رس را و نسلهاى بسیارى را که میان آنها بودند.///و نیز عادیان و ثمودیان و اصحاب رس و نسل‌هاى بسیارى را که میان این جماعت‌ها بودند [هلاک کردیم‌]///و [نیز] عادیان و ثمودیان و اصحاب رس و نسلهاى بسیارى میان این [جماعتها] را [هلاک کردیم‌].///و قوم عاد و ثمود، و اصحاب رس، و نسل‌هاى فراوان میان آنان را [نابود کردیم].///و نیز قوم عاد و ثمود و اصحاب رس (شاید قوم شعیب‌اند که نزد چشمه یا چاه آبی که رس نامند منزل داشتند) و طوایف دیگر بسیاری بین اینها همه را به کیفر کردارشان هلاک کردیم.///و عاد و ثمود و اصحاب رس و نسلهایی فراوان را در میان اینان [هلاک کردیم‌]///(همچنین) قوم عاد و ثمود و اصحاب الرس [= گروهی که درختان صنوبر را می‌پرستیدند] و اقوام بسیار دیگری را که در این میان بودند، هلاک کردیم!///و عاد و ثمود و یاران رس و قرنهائی را میان آن بسیار///و (نیز) عادیان و ثمودیان و اصحاب رس [: گودال] و نسل‌های بسیاری را در این میان (همان‌گونه هلاک کردیم). quran_en_fa To each one We set forth Parables and examples; and each one We broke to utter annihilation (for their sins). و برای هر یک [به جهت هدایتشان] سرگذشت‌های عبرت آموز بیان کردیم، و [چون هدایت نیافتند] هر یک را به شدت در هم شکستیم وهلاک کردیم.///و برای هر یک [به جهت هدایتشان] سرگذشت‌های عبرت آموز بیان کردیم، و [چون هدایت نیافتند] هر یک را به شدت در هم شکستیم وهلاک کردیم.///و براى همه مثلهایى آوردیم و همه را نیست و نابود ساختیم.///و براى همه آنان مثل‌ها زدیم و [چون پند نگرفتند] همه را به طور کامل نابود کردیم///و براى همه آنان مثلها زدیم و همه را زیر و زبر کردیم.///و براى هر یک [از آنها] نمونه‌هایى آوردیم، [و چون عبرت نگرفتند،] همه را به سختى نابود کردیم.///و ما برای هر یک از این طوایف مثلها (و پندها برای هدایت و اتمام حجت) زدیم و همه را به کلی هلاک ساختیم.///و برای هر یک مثلها زدیم و همه را یکایک هلاک ساختیم‌///و برای هر یک از آنها مثلها زدیم؛ و (چون سودی نداد،) همگی را نابود کردیم!///و هر کدام زدیم برایش مثلها را و هر کدام را نابود کردیم نابودیی‌///و برای همه‌ی آنان مثل‌هایی (روشنگر) زدیم و همه را هلاک نمودیم. quran_en_fa And the (Unbelievers) must indeed have passed by the town on which was rained a shower of evil: did they not then see it (with their own eyes)? But they fear not the Resurrection. یقینا مشرکان مکه بر شهری که [محل زندگی قوم لوط بود و] بر آن باران عذاب باریده شد، گذر کرده‌اند، پس آیا آنجا را ندیده‌اند؟ [چرا! دیده‌اند] ولی [عبرت نگرفته‌اند، چون] برانگیخته شدن [مردگان] را [برای رسیدن به پاداش اعمال] امید و انتظار ندارند.///یقینا مشرکان مکه بر شهری که [محل زندگی قوم لوط بود و] بر آن باران عذاب باریده شد، گذر کرده‌اند، پس آیا آنجا را ندیده‌اند؟ [چرا! دیده‌اند] ولی [عبرت نگرفته‌اند، چون] برانگیخته شدن [مردگان] را [برای رسیدن به پاداش اعمال] امید و انتظار ندارند.///و بر قریه‌اى که بر آن باران عذاب باریده بودیم گذر مى‌کردند. آیا آن را نمى‌دیدند؟ آرى، به قیامت امید نداشتند.///و قطعا بر شهرى که باران بلا بر آن بارانده شد گذر کرده‌اند آیا آن را نمى‌دیدند؟ لکن آنها زنده شدن [خود] را باور نداشتند///و قطعا بر شهرى که باران بلا بر آن بارانده شد گذشته‌اند؛ مگر آن را ندیده‌اند؟ [چرا،] ولى امید به زنده‌شدن ندارند.///به­راستی [مشرکان مکه، هنگام مسافرت به شام] بر آبادى [قوم لوط] که باران عذاب بر آن باریده، گذر کرده‌اند. پس آیا آنجا را ندیده‌اند؟ چرا! ولى [عبرت نگرفته‌اند، زیرا] آنان به رستاخیز، امید و ایمانى ندارند.///و همانا این کافران آمدند و دیدند آن دیار (قوم لوط) را که بر آن باران عذاب و هلاکت ببارانیدیم، آیا اینان به چشم خود دیار خراب آنها را ندیده‌اند؟ (آری دیدند) و لیکن امید و بیمی از قیامت و کیفر ندارند.///و به سراغ شهری که بر آن باران بلا باریده شده بود، رفتند، آیا آن را نمی‌دیدند، یا بلکه امیدی به حشر و نشر نداشتند///آنها [= مشرکان مکه‌] از کنار شهری که باران شر [= بارانی از سنگهای آسمانی‌] بر آن باریده بود [= دیار قوم لوط] گذشتند؛ آیا آن را نمی‌دیدند؟! (آری، می‌دیدند) ولی به رستاخیز ایمان نداشتند!///و همانا آمدند بر شهری که باریده شد بارانی بد آیا نبودند که بینندش بلکه بودند امید نداشتند برانگیختنی را///و (آنان) بی‌گمان - بر مجتمع و ساکنانش که باران بلا بر آنان بارانده شد - همواره آمدند؛ پس آیا چنان نبوده‌اند که آن را بنگرند؟ (چرا،) ولی امید به (زنده و) پراکنده شدن نداشتند. quran_en_fa When they see thee, they treat thee no otherwise than in mockery: "Is this the one whom Allah has sent as a messenger?" و هنگامی که تو را می‌بینند جز به مسخره‌ات نمی‌گیرند [و می‌گویند:] آیا این است آنکه خدا او را به پیامبری برانگیخته است؟!///و هنگامی که تو را می‌بینند جز به مسخره‌ات نمی‌گیرند [و می‌گویند:] آیا این است آنکه خدا او را به پیامبری برانگیخته است؟!///چون تو را دیدند مسخره‌ات کردند که آیا این است آن پیامبرى که خدا بر ما مبعوث کرده است؟///و چون تو را ببینند، جز به ریشخندت نگیرند که آیا این همان کسى است که خدا او را به رسالت فرستاده است؟///و چون تو را ببینند، جز به ریشخندت نگیرند، [که:] «آیا این همان کسى است که خدا او را به رسالت فرستاده است؟///و هرگاه تو را ببینند، جز به مسخره‌ات نگیرند: «آیا این همان کسى است که خداوند او را پیامبر قرار داده است؟///این کافران هرگاه تو را ببینند (از حسد) کاری ندارند جز آنکه تو را تمسخر کرده (و گویند) آیا این مرد همان است که خدا به رسالت بر خلق فرستاده؟///و چون تو را می‌دیدند جز به ریشخندت نمی‌گرفتند [و می‌گفتند] آیا این همان کسی است که خداوند به پیامبری برانگیخته است؟///و هنگامی که تو را می‌بینند، تنها به باد استهزایت می‌گیرند (و می‌گویند:) آیا این همان کسی است که خدا او را بعنوان پیامبر برانگیخته است؟!///و هر گاه بینندت نگیرندت جز مسخره آیا این است آنکه برانگیختش خدا پیمبری‌///و هنگامی که تو را ببینند، جز به ریشخندت نگیرند (و گویند:) «آیا این همان کسی است که خدا او را به رسالتی برانگیخته است‌؟» quran_en_fa "He indeed would well-nigh have misled us from our gods, had it not been that we were constant to them!" - Soon will they know, when they see the Penalty, who it is that is most misled in Path! اگر ما بر پرستش بتهایمان ایستادگی نمی‌کردیم، نزدیک بود ما را از پرستش آنها منحرف کند. سپس وقتی که عذاب را می‌بینند خواهند دانست که چه کسی گمراه‌تر است.///اگر ما بر پرستش بتهایمان ایستادگی نمی‌کردیم، نزدیک بود ما را از پرستش آنها منحرف کند. سپس وقتی که عذاب را می‌بینند خواهند دانست که چه کسی گمراه‌تر است.///اگر به خاطر خدایانمان سرسختى نمى‌کردیم نزدیک بود که ما را از پرستششان گمراه کند. چون عذاب را ببینند خواهند دانست چه کسى گمراه‌تر بوده است.///چیزى نمانده بود که ما را از خدایانمان اگر بر آن‌ها ایستادگى نمى‌کردیم گمراه سازد. به زودى هنگامى که عذاب را ببینند خواهند دانست چه کسى گمراه‌تر است///چیزى نمانده بود که ما را از خدایانمان -اگر بر آن ایستادگى نمى‌کردیم- منحرف کند. «و هنگامى که عذاب را مى‌بینند به زودى خواهند دانست چه کسى گمراه‌تر است.///اگر ما بر پرستش بت‌ها ایستادگى نمى‌کردیم، نزدیک بود که [او،] ما را از خدایانمان منحرف کند.» آن‌گاه که عذاب را ببینند، خواهند دانست که چه کسى گمراه‌تر است!///نزدیک بود که او ما را اگر بر بت‌پرستی خود پایدار نبودیم به کلی گمراه کند و از پرستش خدایانمان باز دارد. و (این مشرکان که از جهل، توحید را گمراهی خواندند) چون عذاب حق را مشاهده کنند خواهند دانست که گمراه‌تر از آنها در عالم نیست.///چه بسا نزدیک بود که ما را از پرستش خدایانمان -اگر در راه آنان مقاومت نمی‌کردیمبیراه کند، و به زودی، چون عذاب را بینند، بدانند که چه کسی گمراه‌تر است‌///اگر ما بر پرستش خدایانمان استقامت نمی‌کردیم، بیم آن می‌رفت که ما را گمراه سازد! اما هنگامی که عذاب الهی را ببینند، بزودی می‌فهمند چه کسی گمراهتر بوده است!///نزدیک بود که گمراه کند ما را از خدایان ما اگر نه شکیبا می‌شدیم بر آنها و زود است بدانند گاهی که بینند عذاب را کیست گمتر در راه‌///«نزدیک بود که ما را بی‌گمان از خدایانمان – اگر بر (پرستش) آنان شکیبایی نمی‌کردیم – گمراه کند.» و هنگامی که عذاب را می‌بینند در آینده‌ای دور [: رستاخیز] خواهند دانست چه کسی گمراه‌تر است. quran_en_fa Seest thou such a one as taketh for his god his own passion (or impulse)? Couldst thou be a disposer of affairs for him? آیا کسی که هوای [نفسش] را معبود خود گرفته دیدی؟ آیا تو می‌توانی کارساز ونگهبان او باشی [که او را به میل خود به راه راست هدایت کنی؟]///آیا کسی که هوای [نفسش] را معبود خود گرفته دیدی؟ آیا تو می‌توانی کارساز ونگهبان او باشی [که او را به میل خود به راه راست هدایت کنی؟]///آیا آن کس را که هواى نفس را به خدایى گرفته بود دیدى؟ آیا تو ضامن او هستى؟///آیا آن کس که هواى نفس خود را معبود خویش گرفته است دیدى؟ آیا تو ضامن او هستى///آیا آن کس که هواى [نفس‌] خود را معبود خویش گرفته است دیدى؟ آیا [مى‌توانى‌] ضامن او باشى؟///آیا کسى که هواى نفس خود را معبود خود قرار داده است، دیده‌اى؟ آیا تو مى‌توانى کارساز او باشى؟///آیا دیدی حال آن کس را که (از غرور) هوای نفسش را خدای خود ساخته؟ آیا تو حافظ و نگهبان او (از هلاکت) توانی شد؟///آیا آن کس را که هوای نفسش را خدای خود گرفته بود، ندیده‌ای، آیا تو نگهبان او هستی؟///آیا دیدی کسی را که هوای نفسش را معبود خود برگزیده است؟! آیا تو می‌توانی او را هدایت کنی (یا به دفاع از او برخیزی)؟!///آیا دیدی آن را که بگرفت خدای خویش را هوس خویش پس آیا تو هستی بر او وکیل‌///آیا کسی را که معبودش را هوای نفسش بر گرفته است دیدی‌؟ آیا پس تو بر او کاردار (و نگهدار) ی؟ quran_en_fa Or thinkest thou that most of them listen or understand? They are only like cattle;- nay, they are worse astray in Path. آیا گمان می‌کنی بیشتر آنان [سخن حق را] می‌شنوند، یا [در حقایق] می‌اندیشند؟ آنان جز مانند چهارپایان نیستند بلکه آنان گمراه ترند!///آیا گمان می‌کنی بیشتر آنان [سخن حق را] می‌شنوند، یا [در حقایق] می‌اندیشند؟ آنان جز مانند چهارپایان نیستند بلکه آنان گمراه ترند!///یا گمان کرده‌اى که بیشترینشان مى‌شنوند و مى‌فهمند؟ اینان چون چارپایانى بیش نیستند، بلکه از چارپایان هم گمراه‌ترند.///آیا گمان مى‌کنى که بیشترشان مى‌شنوند یا مى‌اندیشند؟ آنان جز مانند ستوران نیستند، بلکه گمراه‌ترند///یا گمان دارى که بیشترشان مى‌شنوند یا مى‌اندیشند؟ آنان جز مانند ستوران نیستند، بلکه گمراه‌ترند.///آیا گمان مى‌کنى که بیشتر کافران مى‌شنوند، یا مى‌اندیشند؟ آنان همچون چهارپایانند، بلکه گمراه‌ترند!///یا پنداری که اکثر این کافران حرفی می‌شنوند یا فکر و تعقلی دارند؟ اینان (در بی‌عقلی) بس مانند چهار پایانند بلکه (نادان‌تر و) گمراه‌ترند.///یا گمان می‌کنی که بیشترینه آنان گوش شنوا دارند یا تعقل می‌کنند، آنان جز همانند چارپایان نیستند، بلکه ایشان گمراه‌ترند///آیا گمان می‌بری بیشتر آنان می‌شنوند یا می‌فهمند؟! آنان فقط همچون چهارپایانند، بلکه گمراهترند!///یا پنداری که بیشترشان می‌شنوند یا بخرد می‌یابند نیستند جز مانند چهارپایان بلکه ایشانند گمتر در راه‌///یا گمان داری که بیشترشان می‌شنوند یا خردورزی می‌کنند؟ آنان جز مانند چهارپایان نیستند، بلکه اینان (از آنان هم) گمراه‌ترند. quran_en_fa Hast thou not turned thy vision to thy Lord?- How He doth prolong the shadow! If He willed, He could make it stationary! then do We make the sun its guide; آیا به [قدرت و حکمت] پروردگارت ننگریستی که چگونه سایه را امتداد داد و گستراند؟ و اگر می‌خواست آن را ساکن و ثابت می‌کرد، آن گاه خورشید را برای [شناختن] آن سایه، راهنما [ی انسان‌ها] قرار دادیم.///آیا به [قدرت و حکمت] پروردگارت ننگریستی که چگونه سایه را امتداد داد و گستراند؟ و اگر می‌خواست آن را ساکن و ثابت می‌کرد، آن گاه خورشید را برای [شناختن] آن سایه، راهنما [ی انسان‌ها] قرار دادیم.///ندیده‌اى که پروردگار تو چگونه سایه را مى‌کشد؟ اگر مى‌خواست در یک جا ساکنش مى‌گرداند. آنگاه آفتاب را بر او دلیل گردانیدیم.///آیا ننگریستى که پروردگارت چگونه سایه را امتداد داده است؟ و اگر مى‌خواست آن را ساکن قرار مى‌داد [که یکسره شب باشد]، آن‌گاه خورشید را نمایانگر آن قرار دادیم///آیا ندیده‌اى که پروردگارت چگونه سایه را گسترده است؟ و اگر مى‌خواست، آن را ساکن قرار مى‌داد، آنگاه خورشید را بر آن دلیل گردانیدیم.///آیا به [قدرت] پروردگارت نمى‌نگرى که چگونه سایه را گسترده است؟ و اگر مى‌خواست، آن را ساکن [و ثابت] قرار مى‌‌داد. سپس خورشید را براى آن راهنما و نمایانگر آن قرار دادیم.///آیا ندیدی که خدای تو چگونه سایه را با آنکه اگر خواستی ساکن کردی (بر سر عالمیان) بگسترانید؟ آن گاه آفتاب را بر آن دلیل قرار دادیم.///آیا نیندیشیده‌ای که پروردگارت چگونه سایه را می‌گسترد، و اگر می‌خواست آن را ساکن می‌گرداند، سپس خورشید را نمایانگر آن می‌گردانیم‌///آیا ندیدی چگونه پروردگارت سایه را گسترده ساخت؟! و اگر می‌خواست آن را ساکن قرار می‌داد؛ سپس خورشید را بر وجود آن دلیل قرار دادیم!///آیا ننگریستی بسوی پروردگار خویش چگونه پهن کرد سایه را و اگر می‌خواست هر آینه می‌گردانیدش مانده در یکجا سپس گردانیدیم خورشید را بر آن راهنما///آیا سوی پروردگارت (در ربوبیتش) ننگریسته‌ای (که) چگونه سایه (ی ربانی) را گسترده‌؟ و اگر می‌خواست، همواره آن را ساکن می‌نهاد. آن‌گاه خورشید را بر آن دلیل گردانیدیم. quran_en_fa Then We draw it in towards Ourselves,- a contraction by easy stages. سپس آن را [با بلند شدن آفتاب] اندک اندک به سوی خود باز می‌گیریم.///سپس آن را [با بلند شدن آفتاب] اندک اندک به سوی خود باز می‌گیریم.///سپس بر گرفتیمش، گرفتنى اندک‌اندک.///سپس آن [سایه‌] را اندک اندک به سوى خود بازگرفتیم///سپس آن [سایه‌] را اندک اندک به سوى خود بازمى‌گیریم.///سپس آن سایه را [با بلند شدن آفتاب‌،] به سوى خود جمع مى‌کنیم.///سپس ظل آن آفتاب (منبسط) را به سوی خود تدریجا قبض می‌کنیم.///سپس آن را اندک اندک به سوی خود باز می‌گیریم‌///سپس آن را آهسته جمع می‌کنیم (و نظام سایه و آفتاب را حاکم می‌سازیم)!///پس بگرفتیمش بسوی ما گرفتنی آسان‌///سپس آن (سایه) را به آسانی سوی خودمان باز گرفتیم. quran_en_fa And He it is Who makes the Night as a Robe for you, and Sleep as Repose, and makes the Day (as it were) a Resurrection. و اوست که شب را برای شما پوشش، و خواب را مایه استراحت و آرامش، و روز را [زمان] پراکنده شدن [جهت فعالیت و کوشش] قرار داد.///و اوست که شب را برای شما پوشش، و خواب را مایه استراحت و آرامش، و روز را [زمان] پراکنده شدن [جهت فعالیت و کوشش] قرار داد.///اوست که شب را پوشش شما کرد و خواب را آرامشتان و روز را زمان برخاستنتان.///و اوست کسى که شب را براى شما پوشش و خواب را استراحت و روز را [زمان‌] برخاستن [براى کسب و کار] قرار داد///و اوست کسى که شب را براى شما پوششى قرار داد و خواب را [مایه‌] آرامشى. و روز را زمان برخاستن [شما] گردانید.///و او کسى است که شب را براى شما، پوشش، و خواب را، آرام‌بخش گردانید. و روز را زمان برخاستن [و تلاش] شما قرار داد.///و او خدایی است که شب را برای شما لباس گردانید (تا همه در سیاه جامه شب مستور شوید) و خواب را مایه سکون و آرامش شما قرار داد و روز روشن را برای جنبش و کار مقرر داشت.///و او کسی است که شب را برای شما پرده‌پوش و خواب را آرام‌بخش گرداند و روز را مایه جنب و جوش ساخت‌///او کسی است که شب را برای شما لباس قرار داد، و خواب را مایه استراحت، و روز را وسیله حرکت و حیات!///و او است آنکه گردانید برای شما شب را پوششی و خواب را آرامشی و گردانید روز را برانگیختنی‌///و اوست کسی که شب را پوششی نهاد و خواب را (مایه‌ی) باز گرفتن از کار و آرامشی قرار داد، و روز را (برای) به‌پاخاستن و پراکنده شدن (برای دست‌یابی به نیازهای زندگی) نهاد. quran_en_fa And He it is Who sends the winds as heralds of glad tidings, going before His mercy, and We send down pure water from the sky,- و اوست که بادها را پیشاپیش [باران] رحمتش به عنوان مژده دهنده باران فرستاد، و از آسمان آبی پاک و پاک کننده نازل کردیم.///و اوست که بادها را پیشاپیش [باران] رحمتش به عنوان مژده دهنده باران فرستاد، و از آسمان آبی پاک و پاک کننده نازل کردیم.///اوست که پیشاپیش رحمت خود بادها را به مژده‌دادن فرستادن. و از آسمان آبى پاک نازل کردیم،///و اوست آن کس که بادها را پیش از باران رحمتش بشارت دهنده فرستاد، و از آسمان آبى [پاک و] پاک کننده نازل کردیم///و اوست آن کس که بادها را نویدى پیشاپیش رحمت خویش [=باران‌] فرستاد و از آسمان، آبى پاک فرود آوردیم،///و او کسی است که بادها را مژده‌اى پیشاپیش [باران] رحمتش فرستاد. و از آسمان، آبى پاکیزه و پاک‌کننده فروفرستادیم،///و او خدایی است که بادها را برای بشارت پیشاپیش باران رحمت خود فرستاد، و از آسمان آبی طاهر و مطهر نازل کردیم.///و او کسی است که بادها را پیشاپیش رحمتش [باران‌] مژده‌بخش می‌فرستد، و از آسمان آبی بس پاکیزه فرو فرستادیم‌///او کسی است که بادها را بشارتگرانی پیش از رحمتش فرستاد، و از آسمان آبی پاک‌کننده نازل کردیم …///و او است آنکه فرستاد بادها را مژده پیش روی رحمتش و فرستادیم از آسمان آبی پاک‌کننده‌///و اوست کسی که بادها را نویدی پیشاپیش رحمت خویش (مانند باران و برف و تگرگ) فرستاد. و از آسمان آبی پاک‌کننده فرود آوردیم، quran_en_fa That with it We may give life to a dead land, and slake the thirst of things We have created,- cattle and men in great numbers. تا به وسیله آن سرزمینی مرده را زنده کنیم و آن را به آفریده‌های خود از دام‌ها ومردمان بسیار بنوشانیم.///تا به وسیله آن سرزمینی مرده را زنده کنیم و آن را به آفریده‌های خود از دام‌ها ومردمان بسیار بنوشانیم.///تا سرزمین مرده را بدان زندگى بخشیم و چارپایان و مردم بسیارى را که آفریده‌ایم بدان سیراب کنیم.///تا با آن زمین مرده را زنده کنیم و آن را به آفریده‌هاى خویش، چهارپایان و آدمیان بسیار بنوشانیم///تا به وسیله آن سرزمینى پژمرده را زنده گردانیم و آن را به آنچه خلق کرده‌ایم -از دامها و انسانهاى بسیار- بنوشانیم.///تا با آن سرزمینی مرده را زنده گردانیم، و آن را به آفریده‌هاى خود از چهارپایان و مردمان بسیار بنوشانیم.///تا به آن باران زمین خشک و مرده را زنده سازیم و آنچه آفریدیم از چهارپایان و آدمیان بسیار همه را از آن سیراب گردانیم.///تا بدان سرزمینی پژمرده را زنده گردانیم و آن را به چارپایان و مردمان بسیاری از آنان که آفریده‌ایمشان می‌نوشانیم‌///تا بوسیله آن، سرزمین مرده‌ای را زنده کنیم؛ و آن را به مخلوقاتی که آفریده‌ایم -چهارپایان و انسانهای بسیار- می‌نوشانیم.///تا زنده سازیم بدان شهری مرده را و بنوشانیمش از آنچه آفریدیم به دامها و مردمی بسیار///تا به (وسیله‌ی) آن شهری مرده (و مرگبار) را زنده کنیم و - در شمار آفریدگانمان - حیواناتی نعمت‌وار و انسان‌هایی بسیار را (از این آب) بنوشانیم. quran_en_fa And We have distributed the (water) amongst them, in order that they may celebrate (our) praises, but most men are averse (to aught) but (rank) ingratitude. ما باران را میان آنان [از منطقه‌ای به منطقه دیگر] گرداندیم تا متذکر [قدرت و رحمت من] شوند، ولی بیشتر مردم جز به ناسپاسی و کفران رضایت ندادند.///ما باران را میان آنان [از منطقه‌ای به منطقه دیگر] گرداندیم تا متذکر [قدرت و رحمت من] شوند، ولی بیشتر مردم جز به ناسپاسی و کفران رضایت ندادند.///و تا به تفکر پردازند، باران را میانشان تقسیم کردیم. ولى بیشتر مردم جز ناسپاسى نکردند.///و به راستى ما آن [آب‌] را در میان مردم گردانیدیم تا [به نعمت خدا] توجه کنند، اما بیشتر مردم سرباز زدند و جز ناسپاسى نکردند///و قطعا آن [پند] را میان آنان گوناگون ساختیم تا توجه پیدا کنند، و [لى] بیشتر مردم جز ناسپاسى نخواستند.///و بی‌گمان، ما آن [آیات] را در میانشان به صورت‌هاى گوناگون بیان کردیم، تا شاید به یاد [خدا] بیفتند. اما بیشتر مردم جز ناسپاسى نخواستند.///و ما تغییرات و گردش باد و باران (و سایر انقلابات عالم) را بین مردم آوردیم تا پند گرفته و متذکر حق شوند، لیکن اکثر مردم جز راه کفران و جحود پیش نگرفتند.///و به راستی که آن را گونه‌گونه برایشان بیان داشتیم تا پند گیرند، و بیشترینه مردم، چیزی غیر از ناسپاسی نخواستند///ما این آیات را بصورتهای گوناگون برای آنان بیان کردیم تا متذکر شوند، ولی بیشتر مردم از هر کاری جز انکار و کفر ابا دارند.///و همانا گردانیدیمش میانشان تا یادآور شوند پس نخواستند بیشتر مردم جز ناسپاسی را///ما بی‌گمان قرآن را به‌راستی میان آنان گوناگون بیان کردیم، تا به خوبی (حقایقی وحیانی را) یاد کنند ولی بیشتر مردمان - بجز از کفر و کفران- خودداری کردند. quran_en_fa Had it been Our Will, We could have sent a warner to every centre of population. و اگر می‌خواستیم حتما در هر شهری [پیامبری] بیم دهنده مبعوث می‌کردیم [ولی به سبب کمال و جامعیت، پیامبری را به تو ختم کردیم.]///و اگر می‌خواستیم حتما در هر شهری [پیامبری] بیم دهنده مبعوث می‌کردیم [ولی به سبب کمال و جامعیت، پیامبری را به تو ختم کردیم.]///اگر مى‌خواستیم، به هر قریه‌اى بیم‌دهنده‌اى مى‌فرستادیم.///و اگر مى‌خواستیم قطعا در هر شهرى هشدار دهنده‌اى بر مى‌انگیختیم [لیکن تأثیر نداشت‌]///و اگر مى‌خواستیم قطعا در هر شهرى هشداردهنده‌اى برمى‌انگیختیم.///و اگر مى‌خواستیم، در هر آبادى، [پیامبر، و] هشداردهنده‌اى برمى‌انگیختیم.///و اگر ما می‌خواستیم در بین مردم هر قریه پیغمبری که (خلق را از عذاب خدا) بترساند می‌فرستادیم.///و اگر می‌خواستیم در هر شهری [پیامبر] هشداردهنده‌ای برمی‌انگیختیم‌///و اگر می‌خواستیم، در هر شهر و دیاری بیم‌دهنده‌ای برمی‌انگیختیم (ولی این کار لزومی نداشت).///و اگر می‌خواستیم هر آینه برمی‌انگیختیم در هر شهری ترساننده‌ای‌///و اگر می‌خواستیم همواره در هر مجتمعی هشداردهنده‌ای بر می‌انگیختیم (گرچه در مراکز مجتمعات همواره فرستاده‌ایم). quran_en_fa Therefore listen not to the Unbelievers, but strive against them with the utmost strenuousness, with the (Qur'an). پس کافران را [که انتظار دارند از ابلاغ وحی باز ایستی،] فرمان مبر و به وسیله این [قرآن] با آنان جهاد [ی فرهنگی و تبلیغی] کن.///پس کافران را [که انتظار دارند از ابلاغ وحی باز ایستی،] فرمان مبر و به وسیله این [قرآن] با آنان جهاد [ی فرهنگی و تبلیغی] کن.///از کافران اطاعت مکن، و به حکم خدا با آنها جهاد کن، جهادى بزرگ.///پس از کافران اطاعت مکن و به وسیله قرآن با ایشان به جهادى بزرگ بپرداز///پس، از کافران اطاعت مکن، و با [الهام گرفتن از] قرآن با آنان به جهادى بزرگ بپرداز.///پس، از کافران پیروى مکن، و به [وسیله] آن [قرآن]، با آنان به جهادى بزرگ بپرداز.///پس تو هرگز تابع کافران مباش و با آنها چنان که مخالفت قرآن و دین حق کنند سخت جهاد و کارزار کن.///پس، از کافران اطاعت مکن و با آنان به سختی جهاد کن‌///بنابر این از کافران اطاعت مکن، و بوسیله آن [= قرآن‌] با آنان جهاد بزرگی بنما!///پس فرمانبرداری مکن کافران را و جهاد کن با ایشان بدان جهادی بزرگ‌///پس، کافران را پیروی مکن، و به وسیله‌ی قرآن با آنان به جهادی (پیگیربا این برهان وحیانی) بزرگ بپرداز. quran_en_fa It is He Who has let free the two bodies of flowing water: One palatable and sweet, and the other salt and bitter; yet has He made a barrier between them, a partition that is forbidden to be passed. و اوست که دو دریا را به هم آمیخت، این خوش طعم و گوارا، و این شور و تلخ است، ومیان آن دو مانع و حایل و سدی نفوذناپذیر واستوار قرار داد [تا به هم مخلوط نشوند.]///و اوست که دو دریا را به هم آمیخت، این خوش طعم و گوارا، و این شور و تلخ است، ومیان آن دو مانع و حایل و سدی نفوذناپذیر واستوار قرار داد [تا به هم مخلوط نشوند.]///اوست که دو دریا به هم بیامیخت: یکى شیرین و گوارا و دیگرى شورابى سخت گزنده. و میان آن دو مانعى و سدى استوار قرار داد.///و اوست کسى که دو دریا را به هم پیوست، این یکى شیرین و گوارا و آن یکى شور و تلخ است، و میان آن دو مانع و حایل جدا کننده قرار داد [که همدیگر را دفع مى‌کنند///و اوست کسى که دو دریا را موج‌زنان به سوى هم روان کرد: این یکى شیرین [و] گوارا و آن یکى شور [و] تلخ است؛ و میان آن دو، مانع و حریمى استوار قرار داد.///و او خدایى است که دو دریا را به هم پیوست؛ این یکى شیرین و گوارا، و آن دیگرى شور و تلخ. و میان این دو حایلى قرار داد که همیشه از هم جدا باشند.///و او خدایی است که دو دریا را به هم درآمیخت که این آب گوارا و شیرین و آن دیگر شور و تلخ است، و بین این دو آب (در عین به هم آمیختن) واسطه و حایلی قرار داد که همیشه از هم منفصل و جدا باشند.///و او کسی است که دو دریا را به هم برآمیخت این یک شیرین و خوشگوار، و این یک شور و تلخ و در میان آن دو برزخ و حایلی جداگر قرار داد///او کسی است که دو دریا را در کنار هم قرار داد؛ یکی گوارا و شیرین، و دیگر شور و تلخ؛ و در میان آنها برزخی قرار داد تا با هم مخلوط نشوند (گویی هر یک به دیگری می‌گوید:) دور باش و نزدیک نیا!///و او است آنکه به هم آمیخت یا روان ساخت دو دریا را این گوارای پاکیزه و آن نمکی شور و بنهاد میان آن جداکننده‌ای و دیواری افراشته‌///و اوست کسی که دو دریا را با یکدیگر آمیخت: این (یکی) شیرین گوارا، و آن (یکی) شور تلخ (و ناگوار) است‌؛ و میان آن دو، فاصله‌ی پرده‌ای ناپیدا قرار داد. quran_en_fa It is He Who has created man from water: then has He established relationships of lineage and marriage: for thy Lord has power (over all things). و اوست که از آب، بشری آفرید و او را دارای [دو نوع پیوند] نسبی و سببی کرد؛ و پروردگارت همواره تواناست.///و اوست که از آب، بشری آفرید و او را دارای [دو نوع پیوند] نسبی و سببی کرد؛ و پروردگارت همواره تواناست.///اوست که آدمى را از آب بیافرید و او را نسب و پیوند ساخت. و پروردگار تو به این کارها تواناست.///و اوست کسى که از آب بشرى آفرید و او را داراى پیوند نسبى و سببى گردانید، و پروردگار تو توانا بوده است///و اوست کسى که از آب، بشرى آفرید و او را [داراى خویشاوندى‌] نسبى و دامادى قرار داد، و پروردگار تو همواره تواناست.///و او کسى است که انسان را از آب آفرید و او را [داراى پیوند] نسبى و سببی گردانید [و نسل او را از این دو راه گسترش داد]. و پروردگار تو همواره تواناست.///و او خدایی است که از آب (نطفه) بشر را آفرید و بین آنها خویشی نسب و بستگی ازدواج قرار داد، و خدای تو (بر هر چیز) قادر است.///و او کسی است که از آب انسانی آفرید، و او را دارای پیوند نسبی و سببی گردانید و پروردگار تو تواناست‌///او کسی است که از آب، انسانی را آفرید؛ سپس او را نسب و سبب قرار داد (و نسل او را از این دو طریق گسترش داد)؛ و پروردگار تو همواره توانا بوده است.///و او است آنکه آفرید از آب بشری پس گردانیدش تباری و پیوندی و بوده است پروردگار تو توانا///و اوست کسی که از آب (منی) بشری آفرید. پس او را (دارای خویشاوندی) نسبی و دامادی نهاد. و پروردگارت بس توانا بوده است. quran_en_fa Yet do they worship, besides Allah, things that can neither profit them nor harm them: and the Misbeliever is a helper (of Evil), against his own Lord! و به جای خدا چیزهایی می‌پرستند که نه سودشان می‌دهد ونه زیانشان می‌رساند؛ و کافر همواره بر ضد پروردگارش پشتیبان و یار [شیطان] است.///و به جای خدا چیزهایی می‌پرستند که نه سودشان می‌دهد ونه زیانشان می‌رساند؛ و کافر همواره بر ضد پروردگارش پشتیبان و یار [شیطان] است.///سواى خداى یکتا چیزهایى را مى‌پرستند که به آنها نه سود مى‌دهد و نه زیان. و کافر همواره پشتیبان مخالفان پروردگار خویش است.///و غیر از خدا چیزى را مى‌پرستند که نه سودشان مى‌دهد و نه زیانشان مى‌رساند، و کافر همواره بر ضد پروردگار خود پشتیبان [باطل‌] است///و غیر از خدا چیزى را مى‌پرستند که نه سودشان مى‌دهد و نه زیانشان مى‌رساند؛ و کافر همواره در برابر پروردگار خود همپشت [شیطان‌] است.///و آنان به جای خدا، چیزهایى را مى‌پرستند که نه سودشان مى‌دهد و نه زیانشان مى‌رساند. و کافران همواره در برابر پروردگارشان، پشتیبان یکدیگرند.///و (این مشرکان نادان) به جای خدا بتهایی که هیچ سود و زیانی به حال آنان ندارد می‌پرستند، و کافر پشت به امر پروردگار خود می‌کند.///و به جای خداوند چیزی را می‌پرستند که نه سودی برایشان دارد و نه زیانی، و کافر بر مخالفت پروردگارش پشتیبان [دیگران‌] است‌///آنان جز خدا چیزهایی را می‌پرستند که نه به آنان سودی می‌رساند و نه زیانی؛ و کافران همیشه در برابر پروردگارشان (در طریق کفر) پشتیبان یکدیگرند.///و می‌پرستند جز خدا آنچه را نه سودشان دهد و نه زیانشان رساند و بوده است کافر بر پروردگار خویش پشتیبان‌///و غیر خدا چیزی را می‌پرستند که نه سودشان می‌دهد و نه زیانشان می‌رساند؛ و کافر همواره علیه پروردگار خود پشتیبان (کافران) بوده است. quran_en_fa But thee We only sent to give glad tidings and admonition. تو را جز مژده رسان و بیم دهنده نفرستادیم.///تو را جز مژده رسان و بیم دهنده نفرستادیم.///ما تو را نفرستادیم مگر براى آنکه مژده دهى و بترسانى.///و تو را جز بشارت دهنده و بیم رسان نفرستادیم///و تو را جز بشارتگر و بیم‌دهنده نفرستادیم.///و تو را نفرستادیم، مگر [آنکه] مژده‌رسان و بیم‌دهنده [باشى].///و ما تو را نفرستادیم مگر برای آنکه (خلق را به رحمت ما) بشارت دهی و (از عذاب ما) بترسانی.///و ما تو را جز مژده رسان و هشداردهنده نفرستاده‌ایم‌///(ای پیامبر!) ما تو را جز بعنوان بشارت دهنده و انذار کننده نفرستادیم!///و نفرستادیمت مگر نویددهنده و ترساننده‌///و ما تو را جز بشارتگر و هشداردهنده‌ای نفرستادیم. quran_en_fa Say: "No reward do I ask of you for it but this: that each one who will may take a (straight) Path to his Lord." بگو: من از شما [در برابر تبلیغ دین هیچ] پاداشی نمی‌خواهم، جز اینکه هر که بخواهد [می تواند از برکت هدایت من] راهی به سوی پروردگارش بگیرد.///بگو: من از شما [در برابر تبلیغ دین هیچ] پاداشی نمی‌خواهم، جز اینکه هر که بخواهد [می تواند از برکت هدایت من] راهی به سوی پروردگارش بگیرد.///بگو: من از شما هیچ مزدى نمى‌طلبم و این رسالت بدان مى‌گزارم تا هر که خواهد به سوى پروردگارش راهى بیابد.///بگو: من بر این رسالت اجرى از شما طلب نمى‌کنم مگر کسى که بخواهد راهى به سوى پروردگار خود در پیش گیرد [که همین مزد من است‌]///بگو: «بر این [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌کنم، جز اینکه هر کس بخواهد راهى به سوى پروردگارش [در پیش‌] گیرد.»///بگو: «من از شما هیچ مزدى در برابر رسالتم درخواست نمى‌کنم، مگر [این که] کسى بخواهد به سوى پروردگارش راهى در پیش گیرد. [این پاداش من است.]»///بگو: من از شما امت مزد رسالت نمی‌خواهم، اجر من همین بس که هر که بخواهد (از پی من) راهی به سوی خدای خود پیش گیرد.///بگو برای آن از شما مزدی نمی‌طلبم، مگر اینکه کسی بخواهد که به سوی پروردگارش راه برد///بگو: «من در برابر آن (ابلاغ آیین خدا) هیچ گونه پاداشی از شما نمی‌طلبم؛ مگر کسی که بخواهد راهی بسوی پروردگارش برگزیند (این پاداش من است.)»///بگو نپرسم شما را بر آن مزدی مگر آنکه خواهد که گیرد بسوی پروردگار خویش راهی‌///بگو: «بر این (رسالت) هیچ پاداشی از شما نمی‌طلبم، جز (از) کسی که بخواهد راهی سوی پروردگارش برگیرد.» quran_en_fa And put thy trust in Him Who lives and dies not; and celebrate his praise; and enough is He to be acquainted with the faults of His servants;- و بر آن زنده‌ای که هرگز نمی‌میرد توکل کن، و او را همراه با ستایش تسبیح گوی، و کافی است که او به گناهان بندگانش آگاه باشد.///و بر آن زنده‌ای که هرگز نمی‌میرد توکل کن، و او را همراه با ستایش تسبیح گوی، و کافی است که او به گناهان بندگانش آگاه باشد.///و بر آن زنده‌اى که نمى‌میرد توکل کن و به ستایش او تسبیح گوى و او خود براى آگاهى از گناهان بندگانش کافى است.///و بر آن زنده که نمى‌میرد توکل کن و به ستایش او تسبیح گوى و همین بس که او به گناهان بندگانش آگاه است///و بر آن زنده که نمى‌میرد توکل کن و به ستایش او تسبیح گوى؛ و همین بس که او به گناهان بندگانش آگاه است.///و بر زنده‌اى که هرگز نمى‌میرد، توکل کن! و به ستایش او تسبیح گوى! همین بس که او به گناهان بندگانش آگاهى دقیق دارد.///و تو بر خدای زنده ابدی که هرگز نمیرد توکل کن و به ستایش ذات او وی را تسبیح و تنزیه گو، و هم او که به گناه بندگانش کاملا آگاه است کفایت است (هر که را بخواهد می‌بخشد و هر که را بخواهد مؤاخذه می‌کند).///و بر [خداوند] زنده‌ای که نمی‌میرد توکل کن و شاکرانه او را تسبیح گوی و او به گناهان بندگانش بس آگاه است‌///و توکل کن بر آن زنده‌ای که هرگز نمی‌میرد؛ و تسبیح و حمد او را بجا آور؛ و همین بس که او از گناهان بندگانش آگاه است!///و توکل کن بر زنده‌ای که نمیرد و تسبیح کن به سپاسگزاریش و بس است او به گناهان بندگان خویش آگاه‌///و بر (آن خدای) زنده‌ای - که نمی‌میرد - توکل کن و با ستایشش او را تسبیح نمای‌؛ و (هم) او بس است که به گناهان بندگانش بسی آگاه است. quran_en_fa He Who created the heavens and the earth and all that is between, in six days, and is firmly established on the Throne (of Authority): Allah Most Gracious: ask thou, then, about Him of any acquainted (with such things). همان که آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفرید، آن گاه بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد، او رحمان است پس [ای انسان! درباره خدا و کیفیت آفرینش جهان هستی] از خبیر آگاهی بپرس.///همان که آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفرید، آن گاه بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد، او رحمان است پس [ای انسان! درباره خدا و کیفیت آفرینش جهان هستی] از خبیر آگاهی بپرس.///آن که آسمانها و زمین و هر چه را در میان آنهاست به شش روز بیافرید، آنگاه به عرش پرداخت. اوست خداى رحمان و در باره او از کسى بپرس که آگاه باشد.///همان کسى که آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آن دو است، در شش روز آفرید، آن گاه به عرش پرداخت. او رحمن است. [حقیقت حال را] از او بپرس که باخبر است///همان کسى که آسمانها و زمین، و آنچه را که میان آن دو است، در شش روز آفرید. آنگاه بر عرش استیلا یافت. رحمتگر عام [اوست‌]. در باره وى از خبره‌اى بپرس [که مى‌داند].///خدایى که آسمان‌ها و زمین، و آنچه را میان آنهاست، در شش روز [و دوران] آفرید. سپس بر عرش [قدرت و تدبیر جهان هستی] قرار گرفت. اوست [خداى] رحمان، پس درباره‌ی او از خبیر آگاه بپرس!///آن خدایی که آسمانها و زمین و هر چه در بین آنهاست همه را در شش روز بیافرید آن گاه همین خدای رحمان بر عرش (قدرت و فرمانروایی) قرار گرفت، پس از خداشناسی آگاه، حقیقت را بازجو.///همان کسی که آسمانها و زمین و مابین آنها را در شش روز آفرید و سپس بر عرش استیلاء یافت، اوست خداوند رحمان، و درباره‌اش از [فردی‌] آگاه بپرس‌///همان (خدایی) که آسمانها و زمین و آنچه را میان این دو وجود دارد، در شش روز [= شش دوران‌] آفرید؛ سپس بر عرش (قدرت) قرار گرفت (و به تدبیر جهان پرداخت، او خداوند) رحمان است؛ از او بخواه که از همه چیز آگاه است!///آنکه آفرید آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است در شش روز سپس استوار شد بر عرش خداوند مهربان پس بپرس بدو آگهی را///کسی که آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آن دو است، در شش روز [: زمان] آفرید. سپس این رحمتگر بر آفریدگان بر عرش (ربوبیت) چیره شد. پس به‌وسیله‌ی او -حال آنکه بسی آگاه است- (آنچه خواهی) جویا و پرسا شو. quran_en_fa When it is said to them, "Prostrate to (Allah) Most Gracious!", they say, "And what is (Allah) Most Gracious? Shall we prostrate to that which thou commandest us?" And it increases their flight (from the Truth). و هنگامی که به آنان گویند: برای رحمان سجده کنید، می‌گویند: رحمان چیست؟! آیا برای چیزی که تو فرمان می‌دهی، سجده کنیم؟ و [دعوت تو] بر رمیدگی و نفرتشان می‌افزاید.///و هنگامی که به آنان گویند: برای رحمان سجده کنید، می‌گویند: رحمان چیست؟! آیا برای چیزی که تو فرمان می‌دهی، سجده کنیم؟ و [دعوت تو] بر رمیدگی و نفرتشان می‌افزاید.///و چون به آنان گفته شد که رحمان را سجده کنید، گفتند: رحمان چیست؟ آیا بر هر کس که تو فرمان مى‌دهى سجده کنیم؟ و بر نفرتشان افزوده شد.///و چون به آنها گفته شود: خداى رحمان را سجده کنید، مى‌گویند: رحمان چیست؟ آیا آن را که تو به ما فرمان مى‌دهى سجده کنیم؟! و [دعوت تو] بر نفرتشان مى‌افزاید///و چون به آنان گفته شود: «[خداى‌] رحمان را سجده کنید»، مى‌گویند: «رحمان چیست؟ آیا براى چیزى که ما را [بدان‌] فرمان مى‌دهى سجده کنیم؟» و بر رمیدنشان مى‌افزاید.///و چون به آنان گفته شود: «برای [خداى] رحمان سجده کنید!» می‌گویند: رحمان چیست؟ آیا به چیزى که تو فرمانمان مى‌دهى، سجده کنیم؟» [این دعوت] بر رمیدگى آنان مى‌افزاید.///و چون به این مردم کافر گفته شود بیایید خدای رحمان را سجده کنید، در جواب گویند: خدای رحمان چیست؟ آیا ما به آنچه تو امر می‌کنی سجده کنیم؟ و دعوت به خدای یکتا (به جای اطاعت) بر نفرتشان بیفزاید.///و چون به آنان گفته شود به خداوند رحمان سجده برید، گویند رحمان دیگر کیست، آیا به چیزی که تو می‌فرمایی سجده بریم؟ و بر رمیدگیشان می‌افزاید///و هنگامی که به آنان گفته شود: «برای خداوند رحمان سجده کنید!» می‌گویند: «رحمان چیست؟! (ما اصلا رحمان را نمی‌شناسیم!) آیا برای چیزی سجده کنیم که تو به ما دستور می‌دهی؟!» (این سخن را می‌گویند) و بر نفرتشان افزوده می‌شود!///و هر گاه گفته شود بدینان سجده کنید برای خدای مهربان گویند چیست خدای مهربان آیا سجده کنیم برای آنچه تو ما را فرمائی و بیفزایدشان رمیدن‌///و زمانی که بدیشان گفته شود: «برای (خدای) رحمان سجده کنید» گویند: «رحمان چیست‌؟ آیا برای چیزی که ما را (بدان) فرمان می‌دهی سجده کنیم‌؟» و (این) بر رمیدنشان می‌افزاید. quran_en_fa Blessed is He Who made constellations in the skies, and placed therein a Lamp and a Moon giving light; همیشه سودمند و با برکت است آنکه در آسمان برج هایی قرار داد، و در آن چراغی روشن وماهی تابان پدید آورد.///همیشه سودمند و با برکت است آنکه در آسمان برج هایی قرار داد، و در آن چراغی روشن وماهی تابان پدید آورد.///بزرگ و بزرگوار است آن کسى که در آسمان برجها بیافرید و در آنها چراغى و ماهى تابان پدید آورد.///پرخیر و پاینده است آن کسى که در آسمان برج‌هایى نهاد، و در آن چراغى و ماهى تابان قرار داد/// [فرخنده و] بزرگوار است آن کسى که در آسمان برجهایى نهاد، و در آن، چراغ و ماهى نوربخش قرار داد.///مبارک است کسى که در آسمان برج‌هایى قرار داد [که منزلگاه‌هاى ستارگان است،] و در آن، خورشید و ماه تابانى نهاد.///بزرگوار آن خدایی که در آسمان برجها مقرر داشت و در آن چراغ روشن خورشید و ماه تابان را روشن ساخت.///بزرگا کسی که در آسمان برجهایی آفریده است و در آنها چراغی و ماهی تابان قرار داده است‌///جاودان و پربرکت است آن (خدایی) که در آسمان منزلگاه‌هائی برای ستارگان قرار داد؛ و در میان آن، چراغ روشن و ماه تابانی آفرید!///خجسته باد آنکه نهاد در آسمان برجهائی و نهاد در آن چراغی و ماهی تابان را///مبارک و بزرگوار است کسی که در آسمان برج‌هایی نهاد و در آن چراغی [: خورشیدی] و ماهی نوربخش قرار داد. quran_en_fa And it is He Who made the Night and the Day to follow each other: for such as have the will to celebrate His praises or to show their gratitude. و اوست که برای کسی که بخواهد متذکر [هوشیار حقایق] شود یا بخواهد سپاس گزاری کند، شب و روز را جانشین یکدیگر قرار داد.///و اوست که برای کسی که بخواهد متذکر [هوشیار حقایق] شود یا بخواهد سپاس گزاری کند، شب و روز را جانشین یکدیگر قرار داد.///و اوست که شب و روز را براى کسانى که مى‌خواهند عبرت گیرند یا شکرگزارى کنند از پى هم قرار داد.///و اوست که شب و روز را از پى هم قرار داد، براى هر کس که بخواهد پند گیرد یا سپاسگزار باشد///و اوست کسى که براى هر کس که بخواهد عبرت گیرد یا بخواهد سپاسگزارى نماید، شب و روز را جانشین یکدیگر گردانید.///و اوست که شب و روز را براى هر کس که بخواهد عبرت گیرد، یا بخواهد سپاسگزارى نماید، جانشین یکدیگر قرار داد.///و او خدایی است که شب و روز را جانشین یکدیگر قرار داد برای آن کس که خواهد به شب یا روز متذکر (خدا) شود یا شکر او به جای آرد.///و او کسی است که شب و روز را پیایند همدیگر آفرید، تا هر که خواهد پند گیرد یا خواهد سپاس گزارد///و او همان کسی است که شب و روز را جانشین یکدیگر قرار داد برای کسی که بخواهد متذکر شود یا شکرگزاری کند (و آنچه را در روز کوتاهی کرده در شب انجام دهد و به عکس).///و او است آنکه گردانید شب و روز را جایگزین همدیگر برای آنکو بخواهد یادآور شود یا بخواهد سپاسگزاری را///و اوست کسی که - برای هر کس (که) بخواهد به‌خوبی تذکری یابد یا بخواهد به‌خوبی سپاسگزاری کند - شب و روز را از پی یکدیگر نهاد. quran_en_fa And the servants of (Allah) Most Gracious are those who walk on the earth in humility, and when the ignorant address them, they say, "Peace!"; و بندگان رحمان کسانی اند که روی زمین با آرامش و فروتنی راه می‌روند، و هنگامی که نادانان آنان را طرف خطاب قرار می‌دهند [در پاسخشان] سخنانی مسالمت آمیز می‌گویند،///و بندگان رحمان کسانی اند که روی زمین با آرامش و فروتنی راه می‌روند، و هنگامی که نادانان آنان را طرف خطاب قرار می‌دهند [در پاسخشان] سخنانی مسالمت آمیز می‌گویند،///بندگان خداى رحمان کسانى هستند که در روى زمین به فروتنى راه مى‌روند. و چون جاهلان آنان را مخاطب سازند، به ملایمت سخن گویند.///و بندگان خداى رحمان کسانى‌اند که روى زمین به فروتنى راه مى‌روند، و چون جاهلان [به ناروا] خطابشان کنند، سلام گویند [و در گذرند]///و بندگان خداى رحمان کسانى‌اند که روى زمین به نرمى گام برمى‌دارند؛ و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ مى‌دهند.///و بندگان [خداى] رحمان کسانى هستند که بر زمین، بى‌تکبر راه مى‌روند. و هرگاه نادانان، آنان را طرف خطاب قرار دهند، [و سخنان نابخردانه گویند،] با نرمی پاسخ دهند.///و بندگان خاص خدای رحمان آنان هستند که بر روی زمین به تواضع و فروتنی راه روند و هرگاه مردم جاهل به آنها خطاب (و عتابی) کنند با سلامت نفس (و زبان خوش) جواب دهند.///و بندگان خدای رحمان کسانی‌اند که روی زمین فروتنانه راه می‌روند، و چون نادانان ایشان را مخاطب سازند، سلیمانه پاسخ دهند///بندگان (خاص خداوند) رحمان، کسانی هستند که با آرامش و بی‌تکبر بر زمین راه می‌روند؛ و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام می‌گویند (و با بی‌اعتنایی و بزرگواری می‌گذرند)؛///و بندگان خدای مهربان آنانند که می‌روند بر زمین هموار و هر گاه سخن گویند با ایشان نادانان گویند سلامی‌///و بندگان خدای رحمان کسانی‌اند که روی زمین به فروتنی و آرامی گام بر می‌دارند؛ و چون نادانان با ایشان هم‌سخن شوند (به آنان) سلامی گویند (که خدا شما را از نادانی برهاند و سالم بدارد). quran_en_fa Those who spend the night in adoration of their Lord prostrate and standing; و آنان که شب را برای پروردگارشان با سجده و قیام به صبح می‌رسانند،///و آنان که شب را برای پروردگارشان با سجده و قیام به صبح می‌رسانند،///و آنان که شب را در سجده یا در قیام براى پروردگارشان به صبح مى‌آورند.///و آنانند که شب را در حال سجده و قیام به روز آورند///و آنانند که در حال سجده یا ایستاده، شب را به روز مى‌آورند.///و آنان براى پروردگارشان، در حال سجده و قیام، شب‌زنده‌دارى مى‌کنند.///و آنان هستند که شب را به سجده و قیام نماز در برابر خدایشان روز کنند.///و کسانی که برای پروردگارشان به سجده و قیام شب زنده‌داری کنند///کسانی که شبانگاه برای پروردگارشان سجده و قیام می‌کنند؛///و آنان که شب را به روز آرند برای پروردگار خویش سجده‌کنندگان و بپاایستادگان‌///و آنان که سجده‌کنندگان و برپاخاستگان برای پروردگارشان شب‌زنده‌داری می‌کنند؛ quran_en_fa Those who say, "Our Lord! avert from us the Wrath of Hell, for its Wrath is indeed an affliction grievous,- و آنان که می‌گویند: پروردگارا! عذاب [دوزخ] را از ما بگردان که مسلما عذاب آن پایدار و همیشگی است.///و آنان که می‌گویند: پروردگارا! عذاب [دوزخ] را از ما بگردان که مسلما عذاب آن پایدار و همیشگی است.///و آنان که مى‌گویند: اى پروردگار ما، عذاب جهنم را از ما بگردان، زیرا عذاب جهنم عذابى است دایم،///و کسانى‌اند که مى‌گویند: پروردگار ما! عذاب جهنم را از ما بگردان که عذابش سخت و دائمى است///و کسانى‌اند که مى‌گویند: «پروردگارا، عذاب جهنم را از ما بازگردان که عذابش سخت و دایمى است.///و آنان مى‌گویند: «پروردگارا! عذاب جهنم را از ما بازگردان که عذاب آن دامن‌گیر است.///و آنان هستند که دایم (به دعا و تضرع) گویند: پروردگارا عذاب جهنم را از ما بگردان، که سخت عذاب مهلک و دایمی است.///و کسانی که گویند پروردگارا از ما عذاب جهنم را بگردان، چرا که عذاب آن سخت و سنگین است‌///و کسانی که می‌گویند: «پروردگارا! عذاب جهنم را از ما برطرف گردان، که عذابش سخت و پر دوام است!///و آنان که گویند پروردگارا بگردان از ما عذاب دوزخ را که عذاب آن است گیرنده‌///و کسانی که می‌گویند: «پروردگارمان! عذاب جهنم را از ما بازگردان (که) همانا عذابش بسی سخت و ناگوار بوده است.» quran_en_fa "Evil indeed is it as an abode, and as a place to rest in"; قطعا دوزخ بد قرارگاه و بد اقامت گاهی است.///قطعا دوزخ بد قرارگاه و بد اقامت گاهی است.///جهنم بد قرارگاه و بد مکانى است.///به راستى آن بد قرارگاه و جایگاهى است///و در حقیقت، آن بد قرارگاه و جایگاهى است.///به­درستى که دوزخ، جایگاه و منزلگاه بدى است!»///که آنجا بسیار بد قرارگاه و بد منزلگاهی است.///آن بد جایگاه و منزلگاهی است‌///مسلما آن (جهنم)، بد جایگاه و بد محل اقامتی است!»///همانا آن زشت است در آرامش و جایگاه‌///«همواره جهنم چه بدقرارگاه و پایگاهی است.» quran_en_fa Those who, when they spend, are not extravagant and not niggardly, but hold a just (balance) between those (extremes); و آنان که وقتی انفاق می‌کنند، نه از حد معمول [و متعارف] می‌گذرند و نه تنگ می‌گیرند، و [انفاقشان] همواره میان این دو در حد اعتدال است.///و آنان که وقتی انفاق می‌کنند، نه از حد معمول [و متعارف] می‌گذرند و نه تنگ می‌گیرند، و [انفاقشان] همواره میان این دو در حد اعتدال است.///و آنان که چون هزینه مى‌کنند اسراف نمى‌کنند و خست نمى‌ورزند بلکه میان این دو، راه اعتدال را مى‌گیرند.///و کسانى‌اند که چون انفاق و هزینه کنند، نه زیاده‌روى مى‌کنند و نه خست مى‌ورزند، و میان این دو به راه اعتدال باشند///و کسانى‌اند که چون انفاق کنند، نه ولخرجى مى‌کنند و نه تنگ مى‌گیرند، و میان این دو [روش‌] حد وسط را برمى‌گزینند.///و آنان که هرگاه انفاق کنند، نه از حد بگذرند، و نه تنگ گیرند و میان این دو، اعتدال دارند.///و آنان هستند که هنگام انفاق (به مسکینان) اسراف نکرده و بخل هم نورزند، بلکه احسان آنها در حد میانه و اعتدال باشد.///و کسانی که چون انفاق کنند، اسراف نمی‌کنند و بخل نمی‌ورزند و در میان این دو اعتدالی هست‌///و کسانی که هرگاه انفاق کنند، نه اسراف می‌نمایند و نه سخت‌گیری؛ بلکه در میان این دو، حد اعتدالی دارند.///و آنان که گاهی که انفاق کنند نه فزون روند و نه سخت گیرند و باشند میان این اندازه‌ای‌///و کسانی که چون انفاق کنند، نه زیاده‌روی می‌کنند و نه تنگ می‌گیرند و (انفاقشان) میان این دو راستا و میانگین بوده است. quran_en_fa Those who invoke not, with Allah, any other god, nor slay such life as Allah has made sacred except for just cause, nor commit fornication; - and any that does this (not only) meets punishment. و آنان که معبود دیگری را با خدا نمی‌پرستند، و کسی را که خدا خونش را حرام کرده است، جز به حق نمی‌کشند، و زنا نمی‌کنند؛ و کسی که این اعمال را مرتکب شود به کیفر سختی برسد.///و آنان که معبود دیگری را با خدا نمی‌پرستند، و کسی را که خدا خونش را حرام کرده است، جز به حق نمی‌کشند، و زنا نمی‌کنند؛ و کسی که این اعمال را مرتکب شود به کیفر سختی برسد.///و آنان که با خداى یکتا خداى دیگرى نمى‌گیرند و کسى را که خدا کشتنش را حرام کرده -مگر به حق- نمى‌کشند و زنا نمى‌کنند. و هر که این کارها کند، عقوبت گناه خود را مى‌بیند.///و کسانى‌اند که با خدا معبود دیگرى نخوانند، و کسى را که خدا [خونش را] حرام کرده جز به حق نکشند، و زنا نکنند. و هر کس چنین کند عقوبت [گناه خود] را خواهد دید///و کسانى‌اند که با خدا معبودى دیگر نمى‌خوانند و کسى را که خدا [خونش را] حرام کرده است جز به حق نمى‌کشند، و زنا نمى‌کنند، و هر کس اینها را انجام دهد سزایش را دریافت خواهد کرد.///و [بندگان خدا] کسانى هستند که با خداوند، معبود دیگرى را نمى‌خوانند، و انسانى را که خداوند [خونش را] حرام کرده است، جز به حق نمى‌کشند، و زنا نمى‌کنند، و هر کس این [گناهان] را مرتکب شود، عقوبت گناهش را خواهد دید.///و آنان هستند که با خدای یکتا کسی را شریک نمی‌خوانند و نفس محترمی را که خدا حرام کرده جز به حق به قتل نمی‌رسانند، و هرگز گرد عمل زنا نمی‌گردند، که هر که این عمل کند کیفر گناهش را خواهد دید.///و کسانی که در جنب خداوند خدای دیگری را نمی‌پرستند و هیچ نفسی را که خداوند [کشتنش را] حرام داشته، جز به حق نمی‌کشند، و زنا نمی‌کنند، و هر کس چنین کند [عقوبت‌] گناه را خواهد دید///و کسانی که معبود دیگری را با خداوند نمی‌خوانند؛ و انسانی را که خداوند خونش را حرام شمرده، جز بحق نمی‌کشند؛ و زنا نمی‌کنند؛ و هر کس چنین کند، مجازات سختی خواهد دید!///و آنان که نخوانند با خدا خدائی دیگر و نکشند تنی را که حرام کرد خدا مگر به حق و زنا نکنند و آنکه بکندش بیابد کیفری را///و کسانی که با خدا معبودی دیگر را نمی‌خوانند و کسی را که خدا (خونش را) حرام کرده است جز به تمامی حق نمی‌کشند، و زنا نمی‌کنند و هر کس این‌ها را انجام دهد (عذاب مناسب و) اثر گناهش را دریافت خواهد کرد. quran_en_fa (But) the Penalty on the Day of Judgment will be doubled to him, and he will dwell therein in ignominy,- روز قیامت عذابش دو چندان شود، و در آن با خواری و سرشکستگی جاودانه ماند.///روز قیامت عذابش دو چندان شود، و در آن با خواری و سرشکستگی جاودانه ماند.///عذابش در روز قیامت مضاعف مى‌شود و تا ابد به خوارى در آن عذاب خواهد بود.///براى او در روز قیامت عذاب دو چندان مى‌شود و تا ابد با خوارى در آن مى‌ماند///براى او در روز قیامت عذاب دو چندان مى‌شود و پیوسته در آن خوار مى‌ماند.///در روز قیامت عذاب او دوچندان مى‌شود. و همیشه به خوارى در آن خواهد ماند.///عذابش در قیامت مضاعف شود و با ذلت و خواری به دوزخ مخلد گردد.///در روز قیامت عذابش دو چندان شود، و به خواری و زاری جاودانه در آن [عذاب‌] بماند///عذاب او در قیامت مضاعف می‌گردد، و همیشه با خواری در آن خواهد ماند!///افزوده شود برایش عذاب روز قیامت و جاودان ماند در آن سرافکنده‌///برای او در روز قیامت عذاب چند برابر می‌شود و پیوسته در آن خوار (و بی‌مقدار) می‌ماند. quran_en_fa Unless he repents, believes, and works righteous deeds, for Allah will change the evil of such persons into good, and Allah is Oft-Forgiving, Most Merciful, مگر آنان که توبه کنند و ایمان آورند و کار شایسته انجام دهند، که خدا بدی هایشان را به خوبی‌ها تبدیل می‌کند؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///مگر آنان که توبه کنند و ایمان آورند و کار شایسته انجام دهند، که خدا بدی هایشان را به خوبی‌ها تبدیل می‌کند؛ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///مگر آن کسان که توبه کنند و ایمان آورند و کارهاى شایسته کنند. خدا گناهانشان را به نیکیها بدل مى‌کند و خدا آمرزنده و مهربان است.///مگر کسى که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند. پس آنانند که خدا بدى‌هاشان را به حسنات تبدیل مى‌کند، و خدا آمرزنده‌ى مهربان است///مگر کسى که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند. پس خداوند بدیهایشان را به نیکیها تبدیل مى‌کند، و خدا همواره آمرزنده مهربان است.///مگر کسانى که توبه کنند و ایمان آورند و کار شایسته کنند. پس اینانند که خداوند بدى‌هایشان را به نیکى تبدیل مى‌کند. و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.///مگر آن کسانی که از گناه توبه کنند و عمل صالح به جای آرند، پس خدا گناهان آنها را بدل به حسنات گرداند، و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.///مگر کسی که توبه کند و ایمان ورزد و عملی صالح پیشه کند، و اینان کسانی هستند که خداوند سیئاتشان را به حسنات بدل می‌کند، و خداوند آمرزگار مهربان است‌///مگر کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، که خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدل می‌کند؛ و خداوند همواره آمرزنده و مهربان بوده است!///مگر آنکو بازگردد و ایمان آرد و کردار شایسته کند پس آنان تبدیل کند خدا بدیهاشان را به خوبیها و بوده است خدا آمرزنده مهربان‌///مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته‌ای انجام دهد. پس ایشان، خدا بدی‌هایشان را به نیکی‌ها تبدیل می‌کند و خدا همواره بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان بوده است. quran_en_fa And whoever repents and does good has truly turned to Allah with an (acceptable) conversion;- و هر که توبه کند و کار شایسته انجام دهد قطعا به صورتی پسندیده و نیکو به سوی خدا باز می‌گردد.///و هر که توبه کند و کار شایسته انجام دهد قطعا به صورتی پسندیده و نیکو به سوی خدا باز می‌گردد.///و هر که توبه کند و کار شایسته کند، به شایستگى نزد خدا بازگردد.///و هر کس توبه کند و کار شایسته انجام دهد، به طور نیکو به سوى خدا باز مى‌گردد///و هر کس توبه کند و کار شایسته انجام دهد، در حقیقت به سوى خدا بازمى‌گردد.///و هر کس توبه کند و کار شایسته کند، در حقیقت به سوى خدا بازگشتى پسندیده دارد.///و هر کس توبه کند و نیکوکار شود البته توبه‌اش به درگاه (قبول) خدا خواهد رسید.///و هر کس توبه کند و عمل صالح پیشه کند، حقا که به درگاه خداوند چنانکه باید و شاید توبه کرده است‌///و کسی که توبه کند و عمل صالح انجام دهد، بسوی خدا بازگشت می‌کند (و پاداش خود را از او می‌گیرد.)///و آنکه توبه کند و کردار نیک کند همانا بازگردد بسوی خدا بازگشتی‌///و هر کس توبه کند و کار شایسته انجام دهد، پس همانا اوست که سوی خدا بازگشتی (شایسته) دارد. quran_en_fa Those who witness no falsehood, and, if they pass by futility, they pass by it with honourable (avoidance); و آنان که در مجلس غنا و دروغ پردازی و امور باطل حاضر نمی‌شوند، و هنگامی که بر گفتار و کردار لغو می‌گذرند، با بزرگواری و متانت می‌گذرند،///و آنان که در مجلس غنا و دروغ پردازی و امور باطل حاضر نمی‌شوند، و هنگامی که بر گفتار و کردار لغو می‌گذرند، با بزرگواری و متانت می‌گذرند،///و آنان که به دروغ شهادت نمى‌دهند و چون بر ناپسندى بگذرند به شتاب از آن دورى مى‌جویند.///و کسانى‌اند که گواهى دروغ نمى‌دهند و چون بر ناپسندى بگذرند کریمانه عبور مى‌کنند [و آلوده نمى‌شوند]///و کسانى‌اند که گواهى دروغ نمى‌دهند؛ و چون بر لغو بگذرند با بزرگوارى مى‌گذرند.///و [بندگان خدا] کسانى هستند که به دروغ گواهى نمى‌دهند و در مجلس [غنا، و گفتار و کردار] باطل حاضر نمى‌شوند. و چون بر [گفتار] لغوى عبور کنند، کریمانه بگذرند.///و آنان هستند که به ناحق شهادت ندهند و هرگاه به عمل لغوی (از مردم غافل) بگذرند بزرگوارانه از آن درگذرند.///و نیز کسانی که در مجلس باطل حضور نیابند و چون بر امری لغو بگذرند کریمانه بگذرند///و کسانی که شهادت به باطل نمی‌دهند (و در مجالس باطل شرکت نمی‌کنند)؛ و هنگامی که با لغو و بیهودگی برخورد کنند، بزرگوارانه از آن می‌گذرند.///و آنان که گواه نشوند ناروا را و گاهی که بگذرند به یاوه بگذرند بزرگواران‌///و کسانی که گواهی دروغ نمی‌دهند؛ و چون بر لغو بگذرند با بزرگواری می‌گذرند. quran_en_fa Those who, when they are admonished with the Signs of their Lord, droop not down at them as if they were deaf or blind; و آنان که وقتی به آیات پروردگارشان پندشان دهند، در برابر آن با حالت کری و کوری نمی‌افتند، [بلکه با گوش شنوا و چشم بصیرت به آن دل می‌دهند.]///و آنان که وقتی به آیات پروردگارشان پندشان دهند، در برابر آن با حالت کری و کوری نمی‌افتند، [بلکه با گوش شنوا و چشم بصیرت به آن دل می‌دهند.]///و آنان که چون به آیات پروردگارشان اندرزشان دهند، در برابر آن چون کران و کوران نباشند.///و کسانى‌اند که چون به آیات پروردگارشان تذکر داده شوند، کر و کور بر آن نیفتند///و کسانى‌اند که چون به آیات پروردگارشان تذکر داده شوند، کر و کور روى آن نمى‌افتند.///و آنان کسانى هستند که چون آیات پروردگارشان به آنان گوشزد شود، کر و کور، [چشم و گوش بسته،] به سجده نمى‌افتند. [بلکه عمل آنان آگاهانه است].///و آنان هستند که هرگاه به آیات خدای خود متذکرشان سازند کر و کورانه در آن آیات ننگرند (بلکه با دل آگاه و چشم بینا مشاهده آن کنند تا بر مقام معرفت و ایمانشان بیفزاید).///و کسانی که چون آیات پروردگارشان را فرایادشان دهند، هنگام شنیدن آن ناشنواوار و نابیناوار به سجده درنیایند///و کسانی که هرگاه آیات پروردگارشان به آنان گوشزد شود، کر و کور روی آن نمی‌افتند.///و آنان که هر گاه یادآوری شوند به آیتهای پروردگار خویش نیفتند بر آنها کران و کوران‌///و کسانی که چون به آیات پروردگارشان تذکر داده شوند، (همچون) کران و کوران فریادکنان بر آن‌ها فرود نمی‌آیند. quran_en_fa And those who pray, "Our Lord! Grant unto us wives and offspring who will be the comfort of our eyes, and give us (the grace) to lead the righteous." و آنان که می‌گویند: پروردگارا! ما را از سوی همسران و فرزندانمان خوشدلی و خوشحالی بخش، و ما را پیشوای پرهیزکاران قرار ده.///و آنان که می‌گویند: پروردگارا! ما را از سوی همسران و فرزندانمان خوشدلی و خوشحالی بخش، و ما را پیشوای پرهیزکاران قرار ده.///و آنان که مى‌گویند: اى پروردگار ما، از همسران و فرزندانمان دلهاى ما را شاد دار، و ما را پیشواى پرهیزگاران گردان.///و کسانى‌اند که مى‌گویند: پروردگارا! به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنى چشمان ما باشد، و ما را پیشواى پرهیزکاران گردان///و کسانى‌اند که مى‌گویند: «پروردگارا، به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنى چشمان [ما] باشد، و ما را پیشواى پرهیزگاران گردان.»///و کسانى که مى‌گویند: «پروردگارا! به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنى چشمان باشد! و ما را پیشواى پرهیزکاران قرار ده!»///و آنان هستند که گویند: پروردگارا، ما را زنان و فرزندانی مرحمت فرما که مایه چشم روشنی ما باشند، و ما را (سر خیل پاکان و) پیشوای اهل تقوا قرار ده.///و کسانی که گویند پروردگارا به ما از همسرانمان و زاد و رودمان مایه روشنی چشم ببخش، و ما را پیشوای پرهیزگاران قرار ده‌///و کسانی که می‌گویند: «پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مایه روشنی چشم ما قرارده، و ما را برای پرهیزگاران پیشوا گردان!»///و آنان که گویند پروردگارا ببخش ما را از همسران ما و فرزندان ما روشنی چشم و بگردان ما را برای پرهیزکاران پیشوائی‌///و کسانی که می‌گویند: «پروردگارمان! برایمان از همسران، همگنان و اطرافیان‌مان آن را ببخشای که مایه‌ی روشنی چشمان (مان) باشد، و ما را پیشوای پرهیزگاران بگردان.» quran_en_fa Those are the ones who will be rewarded with the highest place in heaven, because of their patient constancy: therein shall they be met with salutations and peace, اینانند که به خاطر صبری که [در برابر حوادث و اجرای تکالیف الهی] از خود نشان دادند با [برترین] مکان‌ها [ی بهشت] پاداششان می‌دهند، و در آن با درود و سلامی [از سوی خدا و فرشتگان] روبرو می‌شوند.///اینانند که به خاطر صبری که [در برابر حوادث و اجرای تکالیف الهی] از خود نشان دادند با [برترین] مکان‌ها [ی بهشت] پاداششان می‌دهند، و در آن با درود و سلامی [از سوی خدا و فرشتگان] روبرو می‌شوند.///اینان همان کسانند که به خاطر صبرى که تحمل کرده‌اند غرفه‌هاى بهشت را پاداش یابند و در آنجا به درود و سلامشان بنوازند.///اینانند که به پاس آن که صبر کردند غرفه بهشت را پاداش مى‌گیرند و در آن جا با سلام و درود مواجه مى‌شوند///اینانند که به پاس آنکه صبر کردند، غرفه‌ [هاى بهشت را] پاداش خواهند یافت و در آنجا با سلام و درود مواجه خواهند شد.///به آنان به خاطر صبرشان، غرفه [‌هاى بهشتى] پاداش داده مى‌شود و در آنجا با تحیت و سلامی گرم روبرو خواهند شد.///چنین بندگان را به پاداش صبرشان (در راه عبادت)، عالی غرفه‌های جنت و قصرهای بهشتی دهند و در آنجا با تحیت و سلام روبرو شوند.///اینانند که غرفه‌های بهشتی را به خاطر صبری که [در شداید] ورزیده‌اند، نصیب می‌برند، و در آنجا با تحیت و سلام روبه‌رو می‌شوند///(آری،) آنها هستند که درجات عالی بهشت در برابر شکیباییشان به آنان پاداش داده می‌شود؛ و در آن، با تحیت و سلام روبه‌رو می‌شوند.///آنان پاداش داده شوند جایگاه بلند را بدانچه شکیبا شدند و پیشکش شوند در آن بدرود و سلامی‌///اینانند که به پاس آنکه صبر کردند، استراحتگاه (روح و بدن) را پاداش خواهند یافت و در آن‌جا با سلام و درود به خوبی مواجه خواهند شد. quran_en_fa Dwelling therein;- how beautiful an abode and place of rest! در آنجا جاودانه‌اند. نیکو قرارگاه و خوب اقامت گاهی است.///در آنجا جاودانه‌اند. نیکو قرارگاه و خوب اقامت گاهی است.///جاودانه در آنجا باشند. چه نیکو قرارگاه و مکانى است.///در آن جا جاودانه خواهند ماند. چه خوش قرارگاه و مقامى است///در آنجا، جاودانه خواهند ماند. چه خوش قرارگاه و مقامى!///در آنجا، جاودانه هستند. چه نیکو جایگاه و منزلگاهى است!///در حالی که در آن بهشت که بسیار نیکو منزل و مقامی است تا ابد مخلد و متنعم خواهند بود.///جاودانه در آنند، چه نیکو جایگاه و منزلگاهی است‌///در حالی که جاودانه در آن خواهند ماند؛ چه قرارگاه و محل اقامت خوبی!///جاودانان در آن نکو آرامگاه و جایگاهی است‌///در آن‌جا، جاودانه خواهند ماند. چه خوش قرارگاه و جایگاهی است! quran_en_fa Say (to the Rejecters): "My Lord is not uneasy because of you if ye call not on Him: But ye have indeed rejected (Him), and soon will come the inevitable (punishment)!" بگو: اگر دعایتان نباشد پروردگارم به شما ارجی ننهد، پس شما که [قاطعانه آیات خدا و پیامبرش را] تکذیب کردید، [کیفر این تکذیب برای همیشه] ملازم [شما] خواهد بود.///بگو: اگر دعایتان نباشد پروردگارم به شما ارجی ننهد، پس شما که [قاطعانه آیات خدا و پیامبرش را] تکذیب کردید، [کیفر این تکذیب برای همیشه] ملازم [شما] خواهد بود.///بگو: اگر پروردگار من شما را به طاعت خویش نخوانده بود به شما نمى‌پرداخت، که شما تکذیب کرده‌اید و کیفرتان همراهتان خواهد بود.///بگو: اگر دعا و عبادت شما نباشد، پروردگارم هیچ اعتنایى به شما نمى‌کند، شما [آیات خدا و پیامبران را] تکذیب کردید، پس به زودى [کیفر آن‌] دامنگیر و ملازم شما خواهد شد///بگو: «اگر دعاى شما نباشد، پروردگارم هیچ اعتنایى به شما نمى‌کند. در حقیقت شما به تکذیب پرداخته‌اید و به زودى [عذاب بر شما] لازم خواهد شد.»///بگو: «اگر دعاى شما نباشد، پروردگار من براى شما ارزشى قائل نیست. شما حق را تکذیب کرده‌اید، و به زودى کیفر تکذیبتان، دامن شما را خواهد گرفت.»///بگو که اگر دعای شما (و ناله و زاری و توبه شما) نبود خدا به شما چه توجه و اعتنایی داشت؟ که شما کافران (آیات حق را) تکذیب کردید و به کیفر همیشگی آن گرفتار خواهید شد.///بگو اگر دعایتان نباشد، پروردگار من به شما اعتنایی ندارد، و به راستی که [حقایق‌] را دروغ انگاشته‌اید، و زودا که [عذابتان‌] گریبانگیر شود///بگو: «پروردگارم برای شما ارجی قائل نیست اگر دعای شما نباشد؛ شما (آیات خدا و پیامبران را) تکذیب کردید، و (این عمل) دامان شما را خواهد گرفت و از شما جدا نخواهد شد!» ظ///بگو چه ارج نهد (پاک دارد) به شما پروردگار من اگر نبود دعای شما همانا تکذیب گردید پس زود است بشود لازم (گیرنده)///بگو: «اگر درخواست و بندگی شما نباشد، پروردگارم (هیچ) اعتنایی به شما نمی‌کند. (که) بی‌چون بسی (خدا را) تکذیب کرده‌اید. پس در آینده (این تکذیب) گریبانگیر (تان) خواهد بود.» quran_en_fa Ta. Sin. Mim. طسم///طسم///طا، سین، میم.///طا، سین، میم///طا، سین، میم.///طا، سین، میم.///طسم (اسراری است بین خدا و رسول)///طسم طا سین میم///طسم‌///طسم‌///طسم‌ quran_en_fa These are verses of the Book that makes (things) clear. این است آیات [با عظمت این] کتاب روشنگر.///این است آیات [با عظمت این] کتاب روشنگر.///اینهاست آیات این کتاب روشنگر.///این آیات کتاب روشنگر است///این است آیه‌هاى کتاب روشنگر.///این است آیات کتاب روشنگر.///این قرآن آیات کتاب روشن خداست.///این آیات کتاب روشنگرست‌///این آیات کتاب روشنگر است.///این است آیتهای کتاب روشن‌///آن‌هاست آیات کتاب روشنگر. quran_en_fa It may be thou frettest thy soul with grief, that they do not become Believers. شاید تو می‌خواهی برای اینکه آنان ایمان نمی‌آورند، خود را از شدت اندوه هلاک کنی!///شاید تو می‌خواهی برای اینکه آنان ایمان نمی‌آورند، خود را از شدت اندوه هلاک کنی!///شاید، از اینکه ایمان نمى‌آورند، خود را هلاک سازى.///شاید تو از این که مشرکان ایمان نمى‌آورند جان خود را هلاک سازى///شاید تو از اینکه [مشرکان‌] ایمان نمى‌آورند، جان خود را تباه سازى.///[اى پیامبر!] گویى مى‌خواهى به خاطر آن که مشرکان ایمان نمى‌آورند، [از شدت اندوه] خود را هلاک کنی.///(ای رسول ما) تو چنان در اندیشه هدایت خلقی که خواهی جان عزیزت را از غم اینکه ایمان نمی‌آورند هلاک سازی!///چه بسا تو جانت را می‌فرسایی که چرا [مشرکان‌] مؤمن نمی‌شوند///گویی می‌خواهی جان خود را از شدت اندوه از دست دهی بخاطر اینکه آنها ایمان نمی‌آورند!///شاید ببازی تو جان خویش را چرا نیستند مؤمنان‌///شاید تو از اینکه (کافران) ایمان‌آورندگان نیستند جان خود را از روی اندوه تباه‌سازنده‌ای. quran_en_fa If (such) were Our Will, We could send down to them from the sky a Sign, to which they would bend their necks in humility. اگر بخواهیم، معجزه‌ای بزرگ از آسمان بر آنان نازل می‌کنیم که فروتنانه و بی اختیار در برابرش گردن نهند،///اگر بخواهیم، معجزه‌ای بزرگ از آسمان بر آنان نازل می‌کنیم که فروتنانه و بی اختیار در برابرش گردن نهند،///اگر بخواهیم، از آسمان برایشان آیتى نازل مى‌کنیم که در برابر آن به خضوع سر فرود آورند.///اگر بخواهیم، معجزه‌اى از آسمان بر آنها نازل مى‌کنیم تا در برابر آن خاضعانه گردن نهند///اگر بخواهیم، معجزه‌اى از آسمان بر آنان فرود مى‌آوریم، تا در برابر آن، گردنهایشان خاضع گردد.///اگر بخواهیم، معجزه‌اى از آسمان بر آنان فرود آوریم، تا در برابر آن، گردن‌هایشان خاضع گردد [و با اکراه ایمان آورند، اما سنت الهى چنین نیست].///ما اگر بخواهیم از آسمان آیت قهری نازل گردانیم که همه به جبر گردن زیر بار (ایمان به) آن فرود آرند.///اگر معجزه‌ای از آسمان بر آنان نازل می‌کنیم، آنگاه گردنهایشان را [به تسلیم‌] در برابر آن فرود خواهند آورد///اگر ما اراده کنیم، از آسمان بر آنان آیه‌ای نازل می‌کنیم که گردنهایشان در برابر آن خاضع گردد!///اگر بخواهیم بفرستیم بر ایشان آیتی از آسمان پس بگردد گردنهاشان پیش آن فروتنان‌///اگر بخواهیم، آیتی از آسمان بر آنان فرود می‌آوریم، پس برای آن، گردن‌هایشان (و گردن کشانشان) خاضعانه دگرگون شوند. quran_en_fa But there comes not to them a newly-revealed Message from (Allah) Most Gracious, but they turn away therefrom. هیچ [مایه] تذکر جدیدی از سوی [خدای] رحمان برای آنان نمی‌آید، مگر آنکه از آن روی گردان می‌شوند.///هیچ [مایه] تذکر جدیدی از سوی [خدای] رحمان برای آنان نمی‌آید، مگر آنکه از آن روی گردان می‌شوند.///برایشان هیچ سخن تازه‌اى از خداى رحمان نازل نمى‌شود، جز آنکه از اعراض مى‌کنند.///و هیچ تذکر جدیدى از سوى خداى رحمان برایشان نمى‌آید جز این که از آن روى بر مى‌تابند///و هیچ تذکر جدیدى از سوى [خداى‌] رحمان برایشان نیامد جز اینکه همواره از آن روى برمى‌تافتند.///هیچ تذکر تازه‌اى از [سوی] خداوند مهربان برایشان نیامد، مگر آن که از آن روى‌گردان بودند.///و (وای بر اینان که) هیچ آیت و ذکر تازه‌ای از خدای رحمان بر آنها نیاید جز آنکه از آن اعراض می‌کنند.///و هیچ یادی نوپدید از سوی خدای رحمان برای آنان نیامد مگر آنکه از آن رویگردان بودند///و هیچ ذکر تازه‌ای از سوی خداوند مهربان برای آنها نمی‌آید مگر اینکه از آن روی‌گردان می‌شوند!///و نیایدشان یادآوریی از خدای مهربان نوینی مگر آنکه باشند از آن روگردانان‌///و هیچ یادواره‌ی جدیدی از سوی رحمان برایشان نیاید جز اینکه بی‌گمان از آن رویگردان بوده‌اند. quran_en_fa They have indeed rejected (the Message): so they will know soon (enough) the truth of what they mocked at! همانا [آیات و وعده‌های ما را] تکذیب کردند [تا جایی که آنها را به مسخره گرفتند] پس به زودی خبرهای [مهم] آنچه که آن را مسخره می‌کردند [از حقانیت آیات، وعده‌های ما و تحقق عذاب‌های دنیایی و آخرتی] به آنان می‌رسد.///همانا [آیات و وعده‌های ما را] تکذیب کردند [تا جایی که آنها را به مسخره گرفتند] پس به زودی خبرهای [مهم] آنچه که آن را مسخره می‌کردند [از حقانیت آیات، وعده‌های ما و تحقق عذاب‌های دنیایی و آخرتی] به آنان می‌رسد.///پس تکذیبش کردند. زودا که خبر آن چیزهایى که مسخره‌اش مى‌کردند به ایشان برسد.///همانا [آن را] تکذیب کردند، پس به زودى اخبار آنچه مسخره‌اش مى‌کردند بدیشان خواهد رسید/// [آنان‌] در حقیقت به تکذیب پرداختند، و به زودى خبر آنچه که بدان ریشخند مى کردند، بدیشان خواهد رسید.///پس آنان تکذیب کردند، و به زودى اخبار [کیفر] آنچه به مسخره مى‌گرفتند، به آنان خواهد رسید.///همانا این کافران آیات خدا را تکذیب کردند و به زودی خبر آنچه بدان استهزاء می‌کنند به آنان خواهد رسید.///به راستی که آن را دروغ انگاشتند، زودا که خبر [و نتیجه‌] آنچه ریشخندش می‌کردند برایشان بیاید///آنان تکذیب کردند؛ اما بزودی اخبار (کیفر) آنچه را استهزا می‌کردند به آنان می‌رسد!///همانا تکذیب کردند پس زود هست بیایدشان داستانهای آنچه بودند بدان استهزاکنان‌///همواره بس به تکذیب پرداختند و به زودی خبرهای مهمی که بدان ریشخند می‌کرده‌اند، بدیشان خواهد رسید. quran_en_fa Do they not look at the earth,- how many noble things of all kinds We have produced therein? آیا [با تأمل] به این زمین ننگریستند که در آن چه بسیار از هر نوع [گیاهان و درختان] نیکو رویاندیم؟///آیا [با تأمل] به این زمین ننگریستند که در آن چه بسیار از هر نوع [گیاهان و درختان] نیکو رویاندیم؟///آیا به زمین ننگریسته‌اند که چه قدر از هر گونه گیاهان نیکو در آن رویانیده‌ایم.///آیا به زمین ننگریستند که چه بسیار از گونه‌هاى گیاهان زیبا در آن رویاندیم///مگر در زمین ننگریسته‌اند که چه قدر در آن از هر گونه جفتهاى زیبا رویانیده‌ایم؟///آیا به زمین نگاه نکردند که از هر گیاهى نیکو در آن بسیار رویانده‌ایم؟///آیا در زمین به دیده عبرت نظر نکردند که ما چه انواع گوناگون از نباتات پر سود از آن برویانیدیم؟///آیا به زمین ننگریسته‌اند که چه بسیار در آن از هر جفت ارزشمندی رویانده‌ایم‌///آیا آنان به زمین نگاه نکردند که چقدر از انواع گیاهان پرارزش در آن رویاندیم؟!///آیا ننگرند بسوی زمین چه فراوان رویانیدیم در آن از هر جفتی گرامی‌///و آیا به زمین ننگریسته‌اند (که) چه اندازه در آن از هر گونه جفت‌های کرامت‌بار رویانیده‌ایم‌؟ quran_en_fa Verily, in this is a Sign: but most of them do not believe. یقینا در این [رویاندن انواع نباتات] نشانه‌ای است [بر قدرت، ربوبیت خدا و اینکه مردگان را زنده می‌کند] ولی بیشترشان [به خاطر رسوخ کبر و لجاجت در باطنشان] ایمان آور نبوده و نیستند.///یقینا در این [رویاندن انواع نباتات] نشانه‌ای است [بر قدرت، ربوبیت خدا و اینکه مردگان را زنده می‌کند] ولی بیشترشان [به خاطر رسوخ کبر و لجاجت در باطنشان] ایمان آور نبوده و نیستند.///در این عبرتى است ولى بیشترشان مؤمن نبوده‌اند.///قطعا در این [رویاندن‌] عبرتى است ولى بیشترشان مؤمن نیستند///قطعا در این [هنرنمایى‌] عبرتى است و [لى‌] بیشترشان ایمان‌آورنده نیستند.///قطعا در این [آفرینش نیکو]، عبرت و نشانه‌اى است؛ ولى بیشترشان مؤمن نبودند.///همانا در این کار آیتی (از لطف و رحمت و علم و قدرت خدا بر هوشمندان) آشکار است و باز اکثر اینان ایمان نمی‌آورند.///بی‌گمان در این مایه عبرتی هست، ولی بیشترینه آنان مؤمن نیستند///در این، نشانه روشنی است (بر وجود خدا)؛ ولی بیشترشان هرگز مؤمن نبوده‌اند!///در این است هر آینه آیتی و نیستند بیشترشان ایمان‌آرندگان‌///همانا در این (هنرنمایی) همواره نشانه‌ای است. حال آنکه بیشترشان ایمان‌آورندگان نبوده‌اند. quran_en_fa And verily, thy Lord is He, the Exalted in Might, Most Merciful. و یقینا پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر مهربان است.///و یقینا پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر مهربان است.///به راستى پروردگار تو پیروزمند و مهربان است.///و حقا پروردگار تو همان شکست ناپذیر مهربان است///و در حقیقت، پروردگار تو همان شکست‌ناپذیر مهربان است.///و همانا پروردگارت شکست­ناپذیر و مهربان است.///و همانا پروردگار تو بسیار مقتدر و مهربان است.///و بی‌گمان پروردگارت پیروزمند مهربان است‌///و پروردگار تو عزیز و رحیم است!///و همانا پروردگار تو است عزتمند مهربان‌///و در حقیقت، پروردگارت (هم) او به‌درستی کانون عزت (و) رحمت است. quran_en_fa Behold, thy Lord called Moses: "Go to the people of iniquity,- [یاد کن] هنگامی را که پروردگارت موسی را ندا داد که خود را به قوم ستمکار برسان.///[یاد کن] هنگامی را که پروردگارت موسی را ندا داد که خود را به قوم ستمکار برسان.///و پروردگارت موسى را ندا داد که: اى موسى، به سوى آن مردم ستمکار برو:///و [یاد کن‌] هنگامى را که پروردگارت موسى را ندا داد که به سوى قوم ستمکار بیا///و [یاد کن‌] هنگامى را که پروردگارت موسى را ندا درداد که به سوى قوم ستمکار برو:///و [یاد کن] زمانى که پروردگارت موسى را ندا داد که: «به سوى قوم ستمکار برو!///و (یاد آر) هنگامی که خدایت به موسی ندا کرد که اینک به سوی قوم ستمکار روی آور.///و چنین بود که پروردگارت به موسی ندا در داد که به سوی قوم ستم‌پیشه برو///(به خاطر بیاور) هنگامی را که پروردگارت موسی را ندا داد که به سراغ قوم ستمگر برو …///هنگامی که خواند پروردگار تو موسی را که برو به نزد گروه ستمگران‌///و چون پروردگارت موسی را ندا در داد که: «نزد آن گروه ستمکار برو؛» quran_en_fa "The people of the Pharaoh: will they not fear Allah?" [به سوی] قوم فرعون [که به آنان بگویی:] آیا [از سرانجام شرک و طغیان که خشم و عذاب خداست] نمی‌پرهیزید؟!///[به سوی] قوم فرعون [که به آنان بگویی:] آیا [از سرانجام شرک و طغیان که خشم و عذاب خداست] نمی‌پرهیزید؟!///قوم فرعون. آیا نمى‌خواهند پرهیزگار شوند؟///[به سوى‌] قوم فرعون. آیا [از کفر و سرکشى‌] نمى‌پرهیزند///قوم فرعون؛ آیا پروا ندارند؟!///قوم فرعون؛ آیا پروا نمى‌کنند؟»///به سوی قوم ستمکار فرعون که آیا باز هم نمی‌خواهند خدا ترس و پرهیزگار شوند؟///قوم فرعون، که آیا پروا نمی‌کنید؟///قوم فرعون، آیا آنان (از مخالفت فرمان پروردگار) پرهیز نمی‌کنند؟!///قوم فرعون چرا پرهیزکاری نکنند///. «گروه فرعون. آیا پروا ندارند؟!» quran_en_fa He said: "O my Lord! I do fear that they will charge me with falsehood: گفت: پروردگارا! به راستی می‌ترسم مرا تکذیب کنند،///گفت: پروردگارا! به راستی می‌ترسم مرا تکذیب کنند،///گفت: اى پروردگار من، مى‌ترسم که دروغگویم خوانند.///گفت: پروردگارا! خوف آن دارم که تکذیبم کنند///گفت: «پروردگارا، مى‌ترسم مرا تکذیب کنند،///[موسى] گفت: «پروردگارا! مى‌ترسم دروغگویم بشمارند،///موسی عرض کرد: ای پروردگار، از آن می‌ترسم که فرعونیان سخت مرا تکذیب کنند.///گفت پروردگارا من می‌ترسم که مرا دروغگو بینگارند///(موسی) عرض کرد: «پروردگارا! از آن بیم دارم که مرا تکذیب کنند،///گفت پروردگارا ترسم تکذیبم کنند///گفت: «پروردگارم! همواره من می‌ترسم که تکذیبم کنند.» quran_en_fa "My breast will be straitened. And my speech may not go (smoothly): so send unto Aaron. و سینه‌ام [از این وظیفه سنگین] تنگی می‌کند، و زبانم روان و گویا نمی‌شود، پس به سوی هارون هم [پیام نبوت] بفرست [تا مرا در این وظیفه سنگین یاری دهد.]///و سینه‌ام [از این وظیفه سنگین] تنگی می‌کند، و زبانم روان و گویا نمی‌شود، پس به سوی هارون هم [پیام نبوت] بفرست [تا مرا در این وظیفه سنگین یاری دهد.]///و دل من تنگ گردد و زبانم گشاده نشود. هارون را رسالت ده.///و سینه‌ام تنگ مى‌شود و زبانم [به گفتار] روان نیست. پس به هارون [نیز پیام‌] فرست///و سینه‌ام تنگ مى‌گردد، و زبانم باز نمى‌شود، پس به سوى هارون بفرست.///و سینه‌ام [از این وظیفه سنگین] تنگی مى‌کند، و زبانم روان و گویا نیست. پس هارون را [نیز] رسالت بده [تا مرا یارى کند].///و (از کفر آنها) دلتنگ شوم و عقده زبانم (به هدایت آنان) باز نگردد، پس به سوی هارون (برادرم) فرست (تا با من به رسالت روانه شود).///و دلم تنگ می‌شود و زبانم گشاده نیست، پس به هارون نیز [برای همکاری‌] پیام بفرست‌///و سینه‌ام تنگ شود، و زبانم بقدر کافی گویا نیست؛ (برادرم) هارون را نیز رسالت ده (تا مرا یاری کند)!///و تنگ شود سینه‌ام و روان نگردد زبانم پس بفرست بسوی هارون‌///«و سینه‌ام تنگ می‌گردد و زبانم نمی‌رهد، پس سوی هارون بفرست.» quran_en_fa "And (further), they have a charge of crime against me; and I fear they may slay me." و آنان را بر من ادعای جرمی است که می‌ترسم [به سبب آن] مرا بکشند.///و آنان را بر من ادعای جرمی است که می‌ترسم [به سبب آن] مرا بکشند.///و بر من به گناهى ادعایى دارند، مى‌ترسم که مرا بکشند.///و آنان بر گردن من خونى دارند، پس مى‌ترسم مرا بکشند///و [از طرفى‌] آنان بر [گردن‌] من خونى دارند و مى‌ترسم مرا بکشند.»///و [به نظر] آنان بر [گردن] من جرمی است. مى‌ترسم مرا بکشند.»///و بر من از این قوم (قبطی) گناهی است که می‌ترسم به قتلم رسانند.///و آنان را بر من [ادعای‌] گناهی هست، لذا می‌ترسم که مرا بکشند///و آنان (به اعتقاد خودشان) بر گردن من گناهی دارند؛ می‌ترسم مرا بکشند (و این رسالت به پایان نرسد)!///و ایشان را است بر من گناهی و ترسم مرا بکشند///«و (از طرفی دیگر) برای آنان بر گردن من (در کشتن شخصی فرعونی) پیامدی بد است، پس می‌ترسم مرا بکشند.» quran_en_fa Allah said: "By no means! proceed then, both of you, with Our Signs; We are with you, and will listen (to your call). [خدا] گفت: این چنین نیست [که فرعون بر تو پیروز شود] پس شما دو نفر معجزات ما را ببرید که یقینا ما همراه شما شنونده [گفتار هر دو طرف] هستیم [پس شما دو نفر را بر پایه دلیل و برهان و معجزه بر آنان پیروز می‌کنیم.]///[خدا] گفت: این چنین نیست [که فرعون بر تو پیروز شود] پس شما دو نفر معجزات ما را ببرید که یقینا ما همراه شما شنونده [گفتار هر دو طرف] هستیم [پس شما دو نفر را بر پایه دلیل و برهان و معجزه بر آنان پیروز می‌کنیم.]///گفت: هرگز، آیات مرا هر دو نزد آنها ببرید، ما نیز با شما هستیم و گوش فرا مى‌دهیم.///گفت: نه، چنین نیست، [تو و هارون‌] آیات ما را [براى آنها] ببرید که ما همراه شما شنونده‌ایم///فرمود: «نه، چنین نیست؛ نشانه‌هاى ما را [براى آنان‌] ببرید که ما با شما شنونده‌ایم.»///خداوند فرمود: چنین نیست! پس [تو و هارون] همراه با معجزات ما بروید، که ما با شما و شنونده [گفتگوهایتان] هستیم.///خدا به موسی فرمود: هرگز (مترس که شما را نمی‌کشند)، پس با برادرت هارون بدین معجزات و آیات ما به سوی آنان بروید که ما همه جا با شما هستیم و گفتار شما را می‌شنویم.///فرمود چنین نیست معجزات ما را [همراه‌] ببرید، ما خود همراه شما شنوا هستیم‌///فرمود: «چنین نیست، (آنان کاری نمی‌توانند انجام دهند)! شما هر دو با آیات ما (برای هدایتشان) بروید؛ ما با شما هستیم و (سخنانتان را) می‌شنویم!///گفت نه چنین است بروید شما هر دو به آیتهای ما که مائیم با شما شنوندگان‌///فرمود: «هرگز (چنین نیست)! پس به (همراه) نشانه‌های ما (سوی آنان) بروید. همانا ما با شما شنوندگانیم.» quran_en_fa "So go forth, both of you, to Pharaoh, and say: 'We have been sent by the Lord and Cherisher of the worlds; بنابراین خود را به فرعون برسانید و بگویید: یقینا ما فرستاده پروردگار جهانیانیم.///بنابراین خود را به فرعون برسانید و بگویید: یقینا ما فرستاده پروردگار جهانیانیم.///پس نزد فرعون روید و بگویید: ما رسول پروردگار جهانیان هستیم،///پس به سوى فرعون بیایید [من آنجا حاضرم‌] و بگویید: ما فرستاده‌ى پروردگار جهانیانیم///پس به سوى فرعون بروید و بگویید: «ما پیامبر پروردگار جهانیانیم،///به سراغ فرعون بروید و بگویید: «ما فرستاده‌ى پروردگار جهانیانیم.///هر دو به اتفاق به جانب فرعون روید و بگویید که ما رسول پروردگار جهانیم.///به سوی فرعون بروید و بگویید ما پیامبر پروردگار جهانیان هستیم‌///به سراغ فرعون بروید و بگویید: ما فرستاده پروردگار جهانیان هستیم؛///پس درآئید بر فرعون و بگوئید مائیم فرستاده پروردگار جهانیان‌///«پس نزد فرعون بروید (و) بگویید: «ما دو نفر به‌راستی پیامبر پروردگار جهانیانیم.»» quran_en_fa "'Send thou with us the Children of Israel.'" با این وصف، بنی اسرائیل را [آزاد کن و] با ما بفرست.///با این وصف، بنی اسرائیل را [آزاد کن و] با ما بفرست.///که بنى اسرائیل را با ما بفرستى.///که فرزندان اسرائیل را با ما بفرست///فرزندان اسرائیل را با ما بفرست.»///بنى‌اسرائیل را [آزاد کن و] همراه ما بفرست.»///با این پیام که طایفه بنی اسرائیل را با ما (از مصر به فلسطین) بفرست.///برای اینکه را همراه ما بفرستی‌///بنی اسرائیل را با ما بفرست!» (آنها به سراغ فرعون آمدند)؛///که بفرست با ما بنی‌اسرائیل را///(و بگویید) که: «فرزندان اسرائیل را با ما بفرست.» quran_en_fa (Pharaoh) said: "Did we not cherish thee as a child among us, and didst thou not stay in our midst many years of thy life? [فرعون] گفت: آیا ما تو را در کودکی در میان خود نپروراندیم، و سالیانی چند از عمر خود در میان ما درنگ نکردی؟///[فرعون] گفت: آیا ما تو را در کودکی در میان خود نپروراندیم، و سالیانی چند از عمر خود در میان ما درنگ نکردی؟///گفت: آیا به هنگام کودکى نزد خود پرورشت ندادیم و تو چند سال از عمرت را در میان ما نگذارنیدى؟///فرعون گفت: آیا تو را از کودکى در میان خود بزرگ نکردیم، و سالیانى از عمرت را در میان ما نبودى/// [فرعون‌] گفت: «آیا تو را از کودکى در میان خود نپروردیم و سالیانى چند از عمرت را پیش ما نماندى؟///[فرعون] گفت: «[ای موسی!] آیا ما تو را در کودکى پرورش ندادیم؟ و سالیانى از عمرت را در نزدمان ماندى؟///فرعون گفت: تو نه آن کودکی که ما پروردیم و سالها عمرت در نزد ما گذشت؟///[فرعون‌] گفت آیا تو را در کودکی در میان خود پرورش ندادیم؟ و سالهایی از عمرت را در نزد ما به سر نبردی؟///(فرعون) گفت: «آیا ما تو را در کودکی در میان خود پرورش ندادیم، و سالهایی از زندگیت را در میان ما نبودی؟!///گفت آیا نپروریدمت نزد ما به نوزادی و ماندی نزد ما از عمر خویش سالیانی‌///(فرعون) گفت: «آیا تو را به حال کودکی در (دامن) خودمان نپروراندیم؛ حال آنکه سالیانی چند از عمرت را در میان ما سپری کردی‌.» quran_en_fa "And thou didst a deed of thine which (thou knowest) thou didst, and thou art an ungrateful (wretch)!" و آن کارت را که کردی، کردی در حالی که از ناسپاسان [زحمات و نعمت‌های ما] بودی.///و آن کارت را که کردی، کردی در حالی که از ناسپاسان [زحمات و نعمت‌های ما] بودی.///و آن کار را که از تو سرزد مرتکب نشدى؟ پس تو کافر نعمتى.///و آن کرده‌ى خویش را کردى [و کسى را کشتى‌] در حالى که تو از ناسپاسان بودى. کودکى. لبثت (لبث): توقف کردى، ماندى. فینا: در میان ما. عمرک: عمرت. سنین جمع سنة: سالها. فعلت فعلتک: انجام دادى آن کارت را، کار خود را کردى. کافر: کفران کننده، ناشکر///و [سرانجام‌] کار خود را کردى، و تو از ناسپاسانى.»///و با این حال، کارت را کردی، [و یکى از افراد ما را کشتى،] و تو [در برابر زحمات ما] از ناسپاسانى.»///و آن فعل زشت (قتل نفس) از تو سر زد و (به خدایی ما) کافر بودی؟///و کاری را که کرده بودی کردی و تو از کافر [نعمت‌] انی‌///و سرانجام، آن کارت را (که نمی‌بایست انجام دهی) انجام دادی (و یک نفر از ما را کشتی)، و تو از ناسپاسانی!»///و کردی کارت را آن را که کردی و بودی از ناسپاسان‌///. «و (سرانجام) کاری را که می‌خواستی انجام دادی، حال آنکه (نسبت به من) از ناسپاسانی.» quran_en_fa Moses said: "I did it then, when I was in error. گفت: آن را در آن زمان در حالی انجام دادم که بی خبر از این واقعه بودم [که با مشت من در دفاع از مظلوم، آن مرد قبطی کشته می‌شود.]///گفت: آن را در آن زمان در حالی انجام دادم که بی خبر از این واقعه بودم [که با مشت من در دفاع از مظلوم، آن مرد قبطی کشته می‌شود.]///گفت: آن وقت که چنان کردم از خطاکاران بودم.///گفت: آن را هنگامى مرتکب شدم که از ناآگاهان بودم [نمى‌دانستم مشتى سبب قتل است‌]///گفت: «آن را هنگامى مرتکب شدم که از گمراهان بودم،///[موسى] گفت: «آن [کار] را زمانى کردم که بى‌خبر بودم! [و نمی‌دانستم با مشت من در دفاع از مظلوم، آن مرد قبطى کشته مى‌شود.]///موسی گفت: آری من چنین فعلی را مرتکب شدم (ولی نه بر عمد بلکه) در آن هنگام من (برای نجات سبطیان از ظلم قبطیان) به وادی حیرت سرگردان و از گمشدگان (دیار شما) بودم (و کاری به قصد نجات مظلومی کردم به قتل خطایی منتهی شد).///گفت آن کار را در هنگامی می‌کردم که از سرگشتگان بودم‌///(موسی) گفت: «من آن کار را انجام دادم در حالی که از بی‌خبران بودم!///گفت کردمش آن هنگام و بودم من از گمراهان‌///گفت: «آن را هنگامی مرتکب شدم در حالی‌که من (در راه) از گمشدگانم.» quran_en_fa "So I fled from you (all) when I feared you; but my Lord has (since) invested me with judgment (and wisdom) and appointed me as one of the messengers. چون از شما ترسیدم از دستتان گریختم، پس [با این گریز از عرصه زندگی ظالمانه شما این شایستگی را یافتم که] پروردگارم به من حکمت بخشید، و مرا از پیامبران قرار داد.///چون از شما ترسیدم از دستتان گریختم، پس [با این گریز از عرصه زندگی ظالمانه شما این شایستگی را یافتم که] پروردگارم به من حکمت بخشید، و مرا از پیامبران قرار داد.///و چون از شما ترسیدم گریختم. ولى پروردگار من به من نبوت داد و مرا در شمار پیامبران آورد.///و چون از شما ترسیدم گریختم، پس پروردگارم به من داورى و دانش داد و مرا از پیامبران قرار داد///و چون از شما ترسیدم، از شما گریختم، تا پروردگارم به من دانش بخشید و مرا از پیامبران قرار داد.///و چون از شما ترسیدم، از نزدتان گریختم. سپس پروردگارم به من حکمت بخشید، و مرا از پیامبران قرار داد.///و آن گاه از ترس شما گریختم تا آنکه خدای من مرا علم و حکمت عطا فرمود و از پیغمبران خود قرار داد.///آنگاه چون از شما ترسیدم از شما گریختم، سپس پروردگارم به من حکمت بخشید و مرا از پیامبران گردانید///پس هنگامی که از شما ترسیدم فرار کردم؛ و پروردگارم به من حکمت و دانش بخشید، و مرا از پیامبران قرار داد!///پس گریختم از شما گاهی که ترسیدمتان پس بخشید مرا پروردگار من فرمانی و گردانیدم از پیمبران‌///«و در آن هنگامی که از شما ترسیدم، پس از شما گریختم، تا پروردگارم به من حکمت و حاکمیتی بخشید و مرا از فرستادگان (وحیانی) نهاد.» quran_en_fa "And this is the favour with which thou dost reproach me,- that thou hast enslaved the Children of Israel!" آیا اینکه بنی اسرائیل را به بردگی گرفته‌ای نعمتی است که منتش را بر من می‌نهی؟!///آیا اینکه بنی اسرائیل را به بردگی گرفته‌ای نعمتی است که منتش را بر من می‌نهی؟!///و منت این نعمت را بر من مى‌نهى که بنى‌اسرائیل را برده ساخته‌اى؟///و آن هم نعمتى است که بر من منت مى‌نهى که فرزندان اسرائیل را بنده‌ى خود ساخته‌اى///و [آیا] اینکه فرزندان اسرائیل را بنده [خود] ساخته‌اى نعمتى است که منتش را بر من مى‌نهى؟»///و [آیا] این که بنى‌اسرائیل را بنده‌ى خود ساخته‌اى، نعمتى است که منتش را بر من مى‌نهى؟»///و (بازگو) این که طایفه بنی اسرائیل را بنده خود کرده‌ای این هم نعمتی است که منت آن بر من می‌نهی؟///و آیا این نعمتی است که بر من منت می‌نهی که بنی‌اسرائیل را به بردگی کشانده‌ای؟///آیا این منتی است که تو بر من می‌گذاری که بنی اسرائیل را برده خود ساخته‌ای؟!»///و این نعمتی است که منتش را بر من نهی که بنده گرفتی بنی‌اسرائیل را///«و (آیا) بر (اساس) اینکه فرزندان اسراییل را بنده و در بند (خود) ساخته‌ای، این خود نعمتی است که منتش را بر من می‌نهی‌؟» quran_en_fa Pharaoh said: "And what is the 'Lord and Cherisher of the worlds'?" فرعون گفت: پروردگار جهانیان چیست؟///فرعون گفت: پروردگار جهانیان چیست؟///فرعون گفت: پروردگار جهانیان چیست؟///فرعون گفت: رب العالمین چیست///فرعون گفت: «و پروردگار جهانیان چیست؟»///[فرعون] گفت: «پروردگار جهانیان چیست؟»///باز فرعون به موسی گفت: رب العالمین چیست؟///فرعون گفت و «پروردگار جهانیان» دیگر چیست؟///فرعون گفت: «پروردگار عالمیان چیست؟!»///گفت فرعون و چیست پروردگار جهانیان‌///فرعون گفت: «و پروردگار جهانیان چیست‌؟» quran_en_fa (Moses) said: "The Lord and Cherisher of the heavens and the earth, and all between,- if ye want to be quite sure." گفت: اگر باور می‌کنید همان پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست.///گفت: اگر باور می‌کنید همان پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست.///گفت: اگر به یقین مى‌پذیرید، پروردگار آسمانها و زمین و هر چه میان آنهاست.///گفت: او پروردگار آسمان‌ها و زمین و پدیده‌هاى میان آن دو است، اگر اهل یقین باشید///گفت: «پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است-اگر اهل یقین باشید.»///[موسى] گفت: «پروردگار آسمان‌ها و زمین، و آنچه میان آنهاست، اگر باور دارید.»///موسی جواب داد: خدای آسمانها و زمین است و آنچه ما بین آنهاست، اگر به یقین باور دارید.///گفت اگر ایقان داشته باشید، پروردگار آسمانها و زمین است و آنچه در میان آنهاست‌///(موسی) گفت: «پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، اگر اهل یقین هستید!».///گفت پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است اگر هستید یقین‌دارندگان‌///گفت: «پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است، اگر از یقین‌آورندگان بوده‌اید.» quran_en_fa (Pharaoh) said to those around: "Did ye not listen (to what he says)?" [فرعون از روی مسخره] به افراد پیرامونش گفت: آیا نمی‌شنوید [که چه می‌گوید؟!]///[فرعون از روی مسخره] به افراد پیرامونش گفت: آیا نمی‌شنوید [که چه می‌گوید؟!]///به آنان که در اطرافش بودند، گفت: آیا نشنیدید؟///فرعون به اطرافیان خود گفت: آیا نمى‌شنوید [چه مى‌گوید]/// [فرعون‌] به کسانى که پیرامونش بودند گفت: «آیا نمى‌شنوید؟»///فرعون به اطرافیان خود گفت: «آیا نمى‌شنوید [چه مى‌گوید]؟»///فرعون روی به درباریانش کرد و گفت: آیا نمی‌شنوید (که این مرد چه دعوی بی‌دلیل می‌کند).///[فرعون‌] به اطرافیانش گفت آیا نمی‌شنوید؟///(فرعون) به اطرافیانش گفت: «آیا نمی‌شنوید (این مرد چه می‌گوید)؟!»///گفت بدانان که در پیرامونش بودند آیا نمی‌شنوید///(فرعون) به اطرافیانش گفت: «آیا درست نمی‌شنوید؟» quran_en_fa (Moses) said: "Your Lord and the Lord of your fathers from the beginning!" [موسی] گفت: [او] پروردگار شما وپروردگار پدران پیشین شماست.///[موسی] گفت: [او] پروردگار شما وپروردگار پدران پیشین شماست.///گفت: پروردگار شما و پروردگار نیاکان شما.///[موسى دوباره‌] گفت: پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شماست/// [موسى دوباره‌] گفت: «پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شما.»///[بار دیگر موسى] گفت: «او پروردگار شما، و پروردگار نیاکان شماست.»///موسی گفت: همان خدایی است که شما و پدران پیشین شما را بیافرید.///[موسی‌] گفت پروردگار شما و پروردگار نیاکان نخستین شما///(موسی) گفت: «او پروردگار شما و پروردگار نیاکان شماست!»///گفت پروردگار شما و پروردگار پدران شما پیشینیان‌///(موسی) گفت: «پروردگار شما و پروردگار پدران نخستین شما.» quran_en_fa (Pharaoh) said: "Truly your messenger who has been sent to you is a veritable madman!" [فرعون] گفت: این پیامبرتان که به سوی شما فرستاده‌اند، حتما مجنون است!///[فرعون] گفت: این پیامبرتان که به سوی شما فرستاده‌اند، حتما مجنون است!///فرعون گفت: این پیامبرى که بر شما فرستاده شده، دیوانه است.///گفت: واقعا این پیامبرى که به سوى شما فرستاده شده دیوانه است/// [فرعون‌] گفت: «واقعا این پیامبرى که به سوى شما فرستاده شده، سخت دیوانه است.»///[فرعون] گفت: «قطعا پیامبرتان که به سوى شما فرستاده شده، سخت دیوانه است!»///باز فرعون گفت: این رسولی که به سوی شما به رسالت فرستاده شده سخت دیوانه است.///[فرعون‌] گفت بی‌شک پیامبرتان که به سوی شما فرستاده شده است، دیوانه است‌///(فرعون) گفت: «پیامبری که بسوی شما فرستاده شده مسلما دیوانه است!»///گفت همانا پیمبر شما که فرستاده شده است بسوی شما هر آینه او است دیوانه‌///(فرعون) گفت: «به‌راستی این پیامبری که فراسوی شما فرستاده شده سخت دیوانه است!» quran_en_fa (Moses) said: "Lord of the East and the West, and all between! if ye only had sense!" [موسی] گفت: پروردگار مشرق و مغرب و آنچه میان آنهاست، اگر می‌اندیشید.///[موسی] گفت: پروردگار مشرق و مغرب و آنچه میان آنهاست، اگر می‌اندیشید.///گفت: اوست پروردگار مشرق و مغرب و هر چه میان آن دوست، اگر تعقل کنید.///موسى گفت: اوست پروردگار مشرق و مغرب و آنچه میان آنهاست، اگر تعقل کنید/// [موسى‌] گفت: «پروردگار خاور و باختر و آنچه میان آن دو است-اگر تعقل کنید.»///[موسى] گفت: «[او] پروردگار مشرق و مغرب است، و آنچه میان آن دو است. اگر بیندیشید.»///باز موسی گفت: همان آفریننده مشرق و مغرب (و روز و شب) است و هر چه بین اینها موجود است، اگر شما (در قدرت حق) تعقل کنید.///[موسی‌] گفت اگر تعقل کنید [او] پروردگار مشرق و مغرب است و آنچه در میان آنهاست‌///(موسی) گفت: «او پروردگار مشرق و مغرب و آنچه میان آن دو است می‌باشد، اگر شما عقل و اندیشه خود را به کار می‌گرفتید!»///گفت پروردگار خاور و باختر و آنچه میان آنها است اگر هستید خردمندان‌///(موسی) گفت: «پروردگار خاور و باختر و آنچه میان آن دو است؛ اگر خردورزی می‌کرده‌اید.» quran_en_fa (Pharaoh) said: "If thou dost put forward any god other than me, I will certainly put thee in prison!" [فرعون] گفت: اگر معبودی جز من بگیری، قطعا تو را از زندانیان [که زیر سخت‌ترین شکنجه‌اند] قرار خواهم داد.///[فرعون] گفت: اگر معبودی جز من بگیری، قطعا تو را از زندانیان [که زیر سخت‌ترین شکنجه‌اند] قرار خواهم داد.///فرعون گفت: اگر جز من کس دیگرى را به خدایى گیرى به زندانت مى‌افکنم.///گفت: اگر خدایى غیر از من اختیار کنى، قطعا تو را از زندانیان قرار مى‌دهم/// [فرعون‌] گفت: «اگر خدایى غیر از من اختیار کنى قطعا تو را از [جمله‌] زندانیان خواهم ساخت.»///[فرعون] گفت: «[اى موسى!] اگر معبودى جز من برگزینى، قطعا تو را از زندانیان قرار خواهم داد.»///باز فرعون گفت: اگر غیر من خدایی را بپرستی البته تو را به زندان خواهم کشید.///[فرعون‌] گفت اگر خدایی جز من برگزینی، تو را از زندانیان خواهم ساخت‌///(فرعون خشمگین شد و) گفت: «اگر معبودی غیر از من برگزینی، تو را از زندانیان قرار خواهم داد!»///گفت اگر بگرفتی خدائی جز من هر آینه بگردانمت از زندانیان‌///(فرعون) گفت: «اگر خدایی غیر از من برگزینی همانا تو را بی‌گمان از زندانیان قرار خواهم داد.» quran_en_fa (Moses) said: "Even if I showed you something clear (and) convincing?" [موسی] گفت: آیا اگر [بر صدق نبوتم] معجزه آشکاری برایت آورده باشم [باز هم مرا به زندان می‌افکنی؟]///[موسی] گفت: آیا اگر [بر صدق نبوتم] معجزه آشکاری برایت آورده باشم [باز هم مرا به زندان می‌افکنی؟]///گفت: حتى اگر معجزه‌اى روشن براى تو آورده باشم؟///گفت: حتى اگر براى تو حجتى روشن بیاوریم///گفت: «گر چه براى تو چیزى آشکار بیاورم؟»///[موسى] گفت: «[حتى] اگر نشانه‌ى آشکارى برایت بیاورم؟»///موسی باز پاسخ داد: اگر هم حجت و معجزی (بر صدق دعوی خود) بر تو آورده باشم (بازم به زندان کشی).///[موسی‌] گفت ولو معجزه‌ای آشکار برایت بیاورم؟///(موسی) گفت: «حتی اگر نشانه آشکاری برای تو بیاورم (باز ایمان نمی‌آوری)؟!»///گفت و اگر چه بیارمت چیزی آشکار///(موسی) گفت: «و گرچه برایت چیزی روشنگر بیاورم‌؟» quran_en_fa (Pharaoh) said: "Show it then, if thou tellest the truth!" گفت: اگر راستگویی آن را بیاور.///گفت: اگر راستگویی آن را بیاور.///گفت: اگر راست مى‌گویى، بیاورش.///گفت: آن را بیاور اگر راست مى‌گویى///گفت: «اگر راست مى‌گویى آن را بیاور.»///[فرعون] گفت: «اگر راست مى‌گویى، آن نشانه را بیاور!»///فرعون گفت: آن معجزه را بیار اگر راست می‌گویی؟///[فرعون‌] گفت اگر راست می‌گویی بیاورش‌///گفت: «اگر راست می‌گویی آن را بیاور!»///گفت پس بیارش اگر هستی از راستگویان‌///(فرعون) گفت: «اگر از راستان بوده‌ای آن را بیاور.» quran_en_fa So (Moses) threw his rod, and behold, it was a serpent, plain (for all to see)! پس عصایش را انداخت و ناگهان اژدهایی حقیقی نمایان شد،///پس عصایش را انداخت و ناگهان اژدهایی حقیقی نمایان شد،///عصایش را انداخت. به آشکارا اژدهایى شد.///پس عصاى خود بیفکند و در دم اژدهایى هویدا گشت///پس عصاى خود بیفکند و بناگاه آن اژدرى نمایان شد.///پس [موسی] عصاى خود را افکند، ناگهان، اژدهایى آشکار شد.///در آن موقع موسی عصای خود بیفکند که ناگاه اژدهایی عظیم پدیدار گشت.///آنگاه [موسی‌] عصایش را درانداخت و ناگهان به صورت اژدهایی آشکار درآمد///در این هنگام موسی عصای خود را افکند، و ناگهان مار عظیم و آشکاری شد؛///پس افکند چوبدست خود را ناگهان آن است اژدری نمایان‌///پس (موسی) عصای خود را بیفکند پس (فرعون دید که) ناگهان (هم) آن اژدری نمایان است. quran_en_fa And he drew out his hand, and behold, it was white to all beholders! و دستش را [ازگریبانش] بیرون آورد و ناگهان برای بینندگان سپید و روشن بود.///و دستش را [ازگریبانش] بیرون آورد و ناگهان برای بینندگان سپید و روشن بود.///و دستش را بیرون آورد. در نظر بینندگان سپید مى‌نمود.///و دستش را بیرون کشید و به ناگاه آن براى تماشاگران درخشان گشت///و دستش را بیرون کشید و بناگاه آن براى تماشاگران سپید مى‌نمود.///و دست خود را [از گریبانش] بیرون آورد، ناگهان آن دست، براى تماشاگران سپید و درخشان نمایان شد.///و نیز دست خود (از گریبان) بیرون آورد که ناگاه سپید و رخشان به چشم بینندگان آشکار گردید.///و دستش را [از گریبانش‌] بیرون آورد، و ناگهان سپید و درخشان در دید تماشاگران پدیدار شد///و دست خود را (در گریبان فرو برد و) بیرون آورد، و در برابر بینندگان سفید و روشن بود.///و برآورد دست خود را ناگهان آن است پرتوی برای بینندگان‌///و دستش را (از گریبانش) بیرون کشید، پس ناگهان (هم) آن برای تماشاگران سپید است. quran_en_fa (Pharaoh) said to the Chiefs around him: "This is indeed a sorcerer well-versed: [فرعون] به سران و اشراف پیرامونش گفت: یقینا این جادوگری بسیار ماهر و داناست!///[فرعون] به سران و اشراف پیرامونش گفت: یقینا این جادوگری بسیار ماهر و داناست!///به مهتران قومش که کنارش بودند گفت: این مرد جادوگرى داناست.///فرعون به سران قومش که اطراف او بودند گفت: واقعا این ساحرى بسیار داناست/// [فرعون‌] به سرانى که پیرامونش بودند گفت: «واقعا این ساحرى بسیار داناست.///[فرعون] به اشراف اطرافش گفت: «به­راستی این مرد، جادوگرى کاردان است.///فرعون رو به درباریانش کرد و گفت: این مرد ساحری بسیار ماهر و داناست.///[فرعون‌] به بزرگان پیرامونش گفت این [مرد] جادوگری داناست‌///(فرعون) به گروهی که اطراف او بودند گفت: «این ساحر آگاه و ماهری است!///گفت بدان گروه که در گردش بودند همانا این است جادوگری دانشمند///(فرعون) به سران چشمگیر (از درباریانش که) پیرامونش بودند گفت: «همانا این همواره ساحری بسیار داناست.» quran_en_fa "His plan is to get you out of your land by his sorcery; then what is it ye counsel?" می‌خواهد با جادویش شما را از سرزمینتان بیرون کند، پس شما چه نظر می‌دهید؟///می‌خواهد با جادویش شما را از سرزمینتان بیرون کند، پس شما چه نظر می‌دهید؟///مى‌خواهد به جادوى خود شما را از سرزمینتان بیرون کند. چه رأى مى‌دهید؟///مى‌خواهد با سحر خود شما را از سرزمینتان بیرون کند، اکنون چه رأى مى‌دهید///مى‌خواهد با سحر خود، شما را از سرزمینتان بیرون کند، اکنون چه رأى مى‌دهید؟»///او مى‌خواهد با جادویش، شما را از سرزمینتان آواره کند. پس چه نظر مى‌دهید؟»///که می‌خواهد بدین سحر و شعبده‌ها شما (مردم مصر) را از کشور خود آواره کند، حال شما چه می‌فرمایید؟///می‌خواهد شما را با جادویش از سرزمینتان آواره کند، تا رأی شما چه باشد///او می‌خواهد با سحرش شما را از سرزمینتان بیرون کند! شما چه نظر می‌دهید؟»///خواهد برون کند شما را از سرزمین شما به جادوی خویش تا چه فرمان دهید///«می‌خواهد با سحر خود، شما را از سرزمینتان بیرون کند. پس (اکنون) چه می‌فرمایید؟» quran_en_fa They said: "Keep him and his brother in suspense (for a while), and dispatch to the Cities heralds to collect- گفتند: کار او و برادرش را به تأخیر انداز و گروهی گردآورنده را به شهرها روانه کن،///گفتند: کار او و برادرش را به تأخیر انداز و گروهی گردآورنده را به شهرها روانه کن،///گفتند: از او و برادرش مهلت بخواه و کسان به شهرها بفرست.///گفتند: [تصمیم در باره‌ى‌] او و برادرش را تأخیر بینداز و مأموران جمع‌آورى را به شهرها بفرست///گفتند: «او و برادرش را در بند دار و گردآورندگان را به شهرها بفرست،///گفتند: «کار موسی و برادرش را به تأخیر انداز. و گروهى گردآورنده را به شهرها بفرست.///آنها به فرعون گفتند: او و برادرش را زمانی باز دار و افرادی را برای جمع کردن مردم در شهرها بفرست.///گفتند او و برادرش را [به نحوی‌] بازدار و گردآورندگان [جادوگران‌] را به شهرها بفرست‌///گفتند: «او و برادرش را مهلت ده؛ و مأموران را برای بسیج به تمام شهرها اعزام کن،///گفتند نگهدار او و برادرش را و بفرست در شهرستانها گردآورندگان‌///گفتند: «او و برادرش را مهلتی ده و گردآورندگان [: بسیج کنندگان] را به شهرها بفرست،» quran_en_fa "And bring up to thee all (our) sorcerers well-versed." تا هر جادوگر کاردان بسیار دانایی را نزد تو آورند.///تا هر جادوگر کاردان بسیار دانایی را نزد تو آورند.///تا هر جادوگر دانایى را که هست نزد تو بیاورند.///تا هر ساحر ماهرى را نزد تو بیاورند///تا هر ساحر ماهرى را نزد تو بیاورند.»///تا هر جادوگر ماهرى را نزد تو بیاورند.»///تا ساحران ماهر زبر دست را (برای دفاع او) نزدت حاضر آورند.///تا هر جادوگر دانایی را به حضورت بیاورند///تا هر ساحر ماهر و دانایی را نزد تو آورند!»///تا بیارندت بهر جادوگری دانشمند///«پس هر ساحر بسیار دانایی را نزدت آورند.» quran_en_fa So the sorcerers were got together for the appointment of a day well-known, پس همه جادوگران را در وعده گاه روزی معین گرد آوردند،///پس همه جادوگران را در وعده گاه روزی معین گرد آوردند،///جادوگران را در روزى معین به وعده‌گاه آوردند.///پس ساحران براى موعد روزى معین گردآورى شدند///پس ساحران براى موعد روزى معلوم گردآورى شدند.///پس جادوگران در موعد روزى معلوم، گردآورى شدند.///آن گاه ساحران را بر حسب وعده به روز معین حاضر ساختند.///آنگاه جادوگران در موعد روزی معین گرد آورده شدند///سرانجام ساحران برای وعده‌گاه روز معینی جمع‌آوری شدند.///پس گرد آورده شدند جادوگران برای وعده‌گاه روزی شناخته‌///پس ساحران برای وعده‌گاه روزی معلوم گردآوری شدند. quran_en_fa And the people were told: "Are ye (now) assembled?- و به همه مردم گفتند: آیا شما هم اجتماع خواهید کرد؟///و به همه مردم گفتند: آیا شما هم اجتماع خواهید کرد؟///و مردم را گفتند: آیا شما نیز گرد مى‌آیید؟///و به مردم گفته شد: آیا شما هم [در این صحنه‌] فراهم مى‌آیید///و به توده مردم گفته شد: «آیا شما هم جمع خواهید شد؟///و به مردم گفته شد: «آیا شما نیز جمع مى‌شوید؟///و مردم شهر را گفتند: چه بهتر که همه در آن روز جمع باشید (تا واقعه را مشاهده کنید).///و به مردم گفته شد آیا شما هم جمع می‌شوید؟///و به مردم گفته شد: «آیا شما نیز (در این صحنه) اجتماع می‌کنید …///و گفته شد به مردم آیا شمائید گردآیندگان‌///و به مردم گفته شد: «آیا شما هم جمع‌شوندگانید؟» quran_en_fa "That we may follow the sorcerers (in religion) if they win?" به امید آنکه اگر جادوگران پیروز شدند، از آنان پیروی کنیم.///به امید آنکه اگر جادوگران پیروز شدند، از آنان پیروی کنیم.///تا اگر جادوگران پیروز آمدند همه از آنها پیروى کنیم.///تا شاید ما از جادوگران پیروى کنیم اگر آنان پیروز شدند///بدین امید که اگر ساحران غالب شدند از آنان پیروى کنیم؟»///به این امید که اگر جادوگران پیروز شدند، از [آیین] آنان پیروى کنیم.»///باشد که ما هم اگر ساحران غالب شدند از آنان پیروی کنیم.///باشد که اگر جادوگران پیروز شدند از آنان پیروی کنیم‌///تا اگر ساحران پیروز شوند، از آنان پیروی کنیم؟!»///شاید پیروی کنیم جادوگران را اگر بودند پیروزمندان‌///«شاید اگر ساحران همان پیروزمندان بوده‌اند ما (هم) از آنان پیروی کنیم‌!» quran_en_fa So when the sorcerers arrived, they said to Pharaoh: "Of course - shall we have a (suitable) reward if we win? پس هنگامی که جادوگران آمدند، به فرعون گفتند: آیا اگر ما پیروز شویم، حتما برای ما پاداشی شایسته خواهد بود؟///پس هنگامی که جادوگران آمدند، به فرعون گفتند: آیا اگر ما پیروز شویم، حتما برای ما پاداشی شایسته خواهد بود؟///چون جادوگران آمدند، به فرعون گفتند: آیا اگر ما پیروز شویم ما را مزدى خواهد بود.///و چون ساحران آمدند به فرعون گفتند: آیا واقعا براى ما مزدى خواهد بود اگر ما غالب آییم///و چون ساحران پیش فرعون آمدند، گفتند: «آیا اگر ما غالب آییم واقعا براى ما مزدى خواهد بود؟»///پس همین که جادوگران [نزد فرعون] آمدند، به او گفتند: «آیا اگر ما پیروز شویم، پاداشى داریم؟»///و چون ساحران حضور فرعون آمدند با وی گفتند: آیا اگر (بر موسی) غالب آییم اجری خواهیم داشت؟///چون جادوگران [گرد] آمدند به فرعون گفتند آیا اگر ما پیروز شویم، پاداشی داریم؟///هنگامی که ساحران آمدند، به فرعون گفتند: «آیا اگر ما پیروز شویم، پاداش مهمی خواهیم داشت؟»///پس هنگامی که آمدند جادوگران گفتند به فرعون آیا ما را است مزدی اگر شدیم پیروزمندان‌///پس چون ساحران آمدند، به فرعون گفتند: «آیا اگر ما همان پیروزمندان بوده‌ایم، به‌راستی برایمان مزدی خواهد بود؟» quran_en_fa He said: "Yea, (and more),- for ye shall in that case be (raised to posts) nearest (to my person)." گفت: آری، و در آن صورت مسلما از مقربان [درگاه] خواهید شد.///گفت: آری، و در آن صورت مسلما از مقربان [درگاه] خواهید شد.///گفت: آرى، همه از مقربان خواهید بود.///گفت: آرى و حتما در این صورت از مقربان خواهید شد///گفت: «آرى، و در آن صورت شما حتما از [زمره‌] مقربان خواهید شد.»///[فرعون] گفت: «آرى! در این صورت [علاوه بر پاداش]، شما از مقربان [دربار] خواهید بود.»///فرعون گفت: آری البته علاوه بر اجر خدمت از مقربان (درگاهم) نیز خواهید شد.///[فرعون‌] گفت آری و شما در آن صورت از نزدیکان [من‌] خواهید بود///گفت: «(آری،) و در آن صورت شما از مقربان خواهید بود!»///گفت آری و همانا شمائید در آن هنگام از نزدیکان‌///گفت: «آری و (افزون بر آن) بی‌گمان شما در این هنگام به‌راستی از نزدیک‌شدگان (به دربار) هستید.» quran_en_fa Moses said to them: "Throw ye - that which ye are about to throw!" موسی به جادوگران گفت: بیفکنید آنچه را قصد دارید، بیفکنید.///موسی به جادوگران گفت: بیفکنید آنچه را قصد دارید، بیفکنید.///موسى به آنها گفت: هر چه مى‌خواهید بیفکنید، بیفکنید.///موسى به آنها گفت: آنچه افکندنى هستید بیفکنید///موسى به آنان گفت: «آنچه را شما مى‌اندازید بیندازید.»///[روز موعود] موسى به آنان گفت: «بیفکنید آنچه را مى‌خواهید بیفکنید!»///(چون ساحران به معارضه حاضر شدند) موسی به آنها گفت: اینک شما بساط سحر خود هر چه می‌خواهید به کار اندازید.///موسی به آنان گفت چیزی را که اندازنده‌اش هستید، بیندازید///(روز موعود فرا رسید و همگی جمع شدند؛) موسی به ساحران گفت: «آنچه را می‌خواهید بیفکنید، بیفکنید!»///گفت بدیشان موسی بیفکنید آنچه را شمائید افکنندگان‌///موسی به آنان گفت: «آنچه را شما افکنندگانید بیفکنید.» quran_en_fa So they threw their ropes and their rods, and said: "By the might of Pharaoh, it is we who will certainly win!" پس ریسمان‌ها و عصاهایشان را افکندند، و گفتند: به عزت فرعون سوگند که به راستی ما به طور مسلم پیروزیم.///پس ریسمان‌ها و عصاهایشان را افکندند، و گفتند: به عزت فرعون سوگند که به راستی ما به طور مسلم پیروزیم.///آنان ریسمانها و چوبهاى خود بیفکندند و گفتند: به عزت فرعون که ما پیروز شدیم.///پس ریسمان‌ها و چوبدستى‌هایشان را انداختند و گفتند: به عزت فرعون که ما حتما پیروزیم///پس ریسمانها و چوبدستى‌هایشان را انداختند و گفتند: «به عزت فرعون که ما حتما پیروزیم.»///پس [جادوگران] ریسمان‌ها و چوب‌دست‌هاى خود را افکندند و گفتند: «به عزت فرعون سوگند، که قطعا ما پیروزیم.»///ساحران هم رسن و طنابها و چوبهای سحر خود را بیفکندند و به عزت فرعون قسم یاد کردند که (بر موسی) البته غالب خواهیم شد.///آنگاه ریسمانها و چوبدستی‌هایشان را در انداختند و گفتند به جاه و جلال فرعون که ما پیروز خواهیم شد///آنها طنابها و عصاهای خود را افکندند و گفتند: «به عزت فرعون، ما قطعا پیروزیم!»///پس بیفکندند ریسمانها و چوبهای خود را و گفتند به فر فرعون مائیم همانا پیروزمندان‌///پس ریسمان‌هاشان و عصاهاشان را افکندند و گفتند: «به عزت فرعون بی‌گمان به‌راستی ما همان پیروزمندانیم.» quran_en_fa Then Moses threw his rod, when, behold, it straightway swallows up all the falsehoods which they fake! پس موسی عصایش را افکند، ناگاه آنچه را جادوگران با نیرنگ [و به صورت غیر واقعی] ساخته بودند، بلعید.///پس موسی عصایش را افکند، ناگاه آنچه را جادوگران با نیرنگ [و به صورت غیر واقعی] ساخته بودند، بلعید.///و موسى عصایش را افکند. ناگاه همه آن دروغهایى را که ساخته بودند، بلعید.///پس موسى عصایش را انداخت و در دم هر چه را به صورت غیر واقعى ساخته بودند مى‌بلعید///پس موسى عصایش را انداخت و بناگاه هر چه را به دروغ برساخته بودند بلعید.///سپس موسى عصایش را افکند. ناگهان هر چه را به نیرنگ ساخته بودند، بلعید.///در آن حال موسی عصای خود را بیفکند که ناگاه (اژدهایی عظیم شد و) همه وسایل سحر انگیزی ساحران را به کام فرو می‌برد.///سپس موسی عصایش را درانداخت [که اژدها شد] و ناگهان برساخته‌هایشان را فرو بلعید///سپس موسی عصایش را افکند، ناگهان تمام وسایل دروغین آنها را بلعید!///پس افکند موسی چوبدست خویش را ناگهان فروبرد آنچه را به دروغ آوردند///پس موسی عصایش را افکند که ناگهان همان (عصا) هر چه را به دروغ می‌ساختند با سرعتی حاذقانه می‌بلعد. quran_en_fa Then did the sorcerers fall down, prostrate in adoration, پس جادوگران [از هیبت و عظمت این معجزه که یافتند کاری خدایی است نه جادویی] به سجده افتادند.///پس جادوگران [از هیبت و عظمت این معجزه که یافتند کاری خدایی است نه جادویی] به سجده افتادند.///جادوگران به سجده افتادند.///پس ساحران به حالت سجده افتادند///در نتیجه، ساحران به حالت سجده درافتادند.///آن‌گاه جادوگران بى‌اختیار به سجده درافتادند.///ساحران که این معجزه بدیدند (و قطعا دانستند سحر نیست، پیش موسی) به سجده افتادند.///و جادوگران به سجده افتادند///فورا همه ساحران به سجده افتادند.///پس بیفتادند جادوگران سجده‌کنان‌///پس ساحران (ناگهان و ناخودآگاه) به حالت سجده فرو افکنده شدند. quran_en_fa Saying: "We believe in the Lord of the Worlds, گفتند: ما به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم،///گفتند: ما به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم،///گفتند: به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم:///گفتند: به پروردگار عالمیان ایمان آوردیم///گفتند: «به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم:///گفتند: «ما به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم.///گفتند: ما به خدای عالمیان ایمان آوردیم.///گفتند به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم‌///گفتند: «ما به پروردگار عالمیان ایمان آوردیم،///گفتند ایمان آوردیم به پروردگار جهانیان‌///گفتند: «به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم،» quran_en_fa "The Lord of Moses and Aaron." پروردگار موسی و هارون.///پروردگار موسی و هارون.///پروردگار موسى و هارون.///پروردگار موسى و هارون///پروردگار موسى و هارون.»///پروردگار موسى و هارون.»///پروردگار موسی و هارون.///پروردگار موسی و هارون‌///پروردگار موسی و هارون!»///پروردگار موسی و هارون‌///«پروردگار موسی و هارون.» quran_en_fa Said (Pharaoh): "Believe ye in Him before I give you permission? surely he is your leader, who has taught you sorcery! but soon shall ye know! Be sure I will cut off your hands and your feet on opposite sides, and I will cause you all to die on the cross!" فرعون گفت: پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید، حتما او بزرگ شماست که جادوگری را به شما آموخته است، پس به زودی خواهید دانست که مسلما دست‌ها و پاهای شما را یکی از راست و یکی از چپ قطع خواهم کرد، و یقینا همه شما را به دار خواهم آویخت.///فرعون گفت: پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید، حتما او بزرگ شماست که جادوگری را به شما آموخته است، پس به زودی خواهید دانست که مسلما دست‌ها و پاهای شما را یکی از راست و یکی از چپ قطع خواهم کرد، و یقینا همه شما را به دار خواهم آویخت.///گفت: آیا پیش از آنکه شما را رخصت دهم ایمان آوردید؟ هرآینه آن مرد، بزرگ شماست که شما را جادو آموخته است. خواهید دید. اکنون دستها و پاهایتان را از چپ و راست خواهم برید و همه تان را بر دار خواهم کرد.///گفت: آیا پیش از آن که به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ قطعا او همان بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است، پس به زودى خواهید دانست. حتما دست‌ها و پاهاى شما را به عکس یکدیگر خواهم برید و همه‌تان را به دار خواهم آویخت///گفت: «[آیا] پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ قطعا او همان بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است. به زودى خواهید دانست. حتما دستها و پاهاى شما را از چپ و راست خواهم برید و همه‌تان را به دار خواهم آویخت.»///فرعون گفت: «آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم، به او ایمان آوردید؟! بى‌گمان او سردسته‌ی شماست که به شما جادو آموخته است. پس به زودى کیفر خود را خواهید دانست. حتما دست‌ها و پاهاى شما را یکى از راست و یکى از چپ می‌برم، و همگى شما را به دار خواهم آویخت.»///فرعون به ساحران گفت: چرا بی‌اجازه من ایمان به موسی آوردید؟ همانا معلوم است که این استاد بزرگ شماست که شما را ساحری آموخته! پس به زودی کیفر خود را خواهید دید، دست و پای شما را به اختلاف (دو طرف چپ و راست) قطع می‌کنم آن گاه همه را به دار می‌کشم.///[فرعون‌] گفت آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید، بی‌شک او بزرگتر [و آموزگار] شماست که به شما جادوگری آموخته است به زودی خواهید دانست، دستان و پاهایتان را در خلاف جهت همدیگر خواهم برید، سپس همگی‌تان را به دار خواهم زد///(فرعون) گفت: «آیا پیش از اینکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟! مسلما او بزرگ و استاد شماست که به شما سحر آموخته (و این یک توطئه است)! اما بزودی خواهید دانست! دستها و پاهای شما را بعکس یکدیگر قطع می‌کنم، و همه شما را به دار می‌آویزم!»///گفت ایمان آوردید بدو پیش از آنکه دستورتان دهم همانا او بزرگ شما است که آموخت به شما جادوگری را پس زود است بدانید همانا سخت ببرم دستها و پایهای شما را از برابر و هر آینه به دارتان کشم همگی‌///(فرعون) گفت: «آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم برای او ایمان آوردید؟ همواره او بی‌گمان همان بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است. پس در آینده خواهید دانست (با شما چه خواهم کرد). حتما دست‌ها و پاهایتان را از چپ و راست به سختی خواهم برید و همانا بی‌چون همه‌تان را به دار خواهم آویخت.» quran_en_fa They said: "No matter! for us, we shall but return to our Lord! گفتند: [در این شکنجه و عذاب] هیچ زیان و باکی [بر ما] نیست، یقینا ما به سوی پروردگارمان باز می‌گردیم،///گفتند: [در این شکنجه و عذاب] هیچ زیان و باکی [بر ما] نیست، یقینا ما به سوی پروردگارمان باز می‌گردیم،///گفتند: باکى نیست، ما نزد پروردگارمان باز مى‌گردیم.///گفتند: باکى نیست، ما به سوى پروردگار خود باز مى‌گردیم///گفتند: «باکى نیست، ما روى به سوى پروردگار خود مى‌آوریم.///ساحران گفتند: «باکى نیست! ما به سوى پروردگار خود بازمى‌گردیم.///ساحران گفتند: (از این دار و قتل به ما) هیچ زیانی نخواهد رسید چون (بعد از مرگ) به سوی خدای خود باز می‌گردیم.///[جادوگران‌] گفتند باکی نیست، ما به پروردگارمان روی آورده‌ایم‌///گفتند: «مهم نیست، (هر کاری از دستت ساخته است بکن)! ما بسوی پروردگارمان بازمی‌گردیم!///گفتند نیست باکی مائیم بسوی پروردگار خویش بازگشتگان‌///گفتند: «هیچ زیانی (و باکی) نیست. ما همواره سوی پروردگارمان (روی‌آورندگان و) دگرگون‌شوندگانیم.» quran_en_fa "Only, our desire is that our Lord will forgive us our faults, that we may become foremost among the believers!" قطعا ما امیدواریم که چون نخستین ایمان آورندگان [از این قوم] بودیم، پروردگارمان خطاهای ما را بیامرزد.///قطعا ما امیدواریم که چون نخستین ایمان آورندگان [از این قوم] بودیم، پروردگارمان خطاهای ما را بیامرزد.///ما امید مى‌داریم که پروردگارمان خطاهاى ما را ببخشد که ما نخستین کسانى هستیم که ایمان آوردیم.///ما امید داریم که پروردگار ما گناهانمان را بر ما ببخشاید، چرا که ما اولین مؤمنان شدیم///ما امیدواریم که پروردگارمان گناهانمان را بر ما ببخشاید، [چرا] که نخستین ایمان‌آورندگان بودیم.»///ما امید داریم که پروردگارمان خطاهاى ما را ببخشد، چرا که ما [در این قوم] نخستین مؤمنانیم.»///ما از خدا امید آن داریم که به لطف خویش از گناهان ما درگذرد چون اول ما به او ایمان آوردیم.///ما امید داریم که پروردگارمان خطاهای ما را ببخشد چرا که نخستین ایمان آورندگان بوده‌ایم‌///ما امیدواریم که پروردگارمان خطاهای ما را ببخشد، چرا که ما نخستین ایمان‌آورندگان بودیم!»///همانا امیدواریم بیامرزد برای ما پروردگار ما گناهان ما را که بودیم نخستین ایمان‌آرندگان‌///«‌ما بی‌گمان امیدواریم که پروردگارمان گناهانمان را بر ما بپوشاند، (چرا) که (در جمع فرعونیان) نخستین ایمان‌آورندگان بوده‌ایم.» quran_en_fa By inspiration we told Moses: "Travel by night with my servants; for surely ye shall be pursued." و به موسی وحی کردیم که بندگان مرا شبانه کوچ بده که حتما دشمنان از پی شما خواهند آمد.///و به موسی وحی کردیم که بندگان مرا شبانه کوچ بده که حتما دشمنان از پی شما خواهند آمد.///و به موسى وحى کردیم که: شب‌هنگام بندگان مرا بیرون ببر که از پى شما بیایند.///و به موسى وحى کردیم که بندگان مرا شبانه حرکت ده، که شما مورد تعقیب هستید///و به موسى وحى کردیم که: «بندگان مرا شبانه حرکت ده، زیرا شما مورد تعقیب قرار خواهید گرفت.»///و به موسى وحى کردیم که: «بندگان مرا شبانه کوچ ده، زیرا شما تعقیب خواهید شد.»///و ما به موسی وحی کردیم که بندگان مرا شبانه (از شهر مصر) بیرون بر که شما را (فرعونیان) تعقیب خواهند کرد.///و به موسی وحی کردیم که بندگان مرا شبانه روانه کن، که شما تعقیب می‌شوید///و به موسی وحی کردیم که شبانه بندگانم را (از مصر) کوچ ده، زیرا شما مورد تعقیب هستید!»///و وحی کردیم به موسی که شبانه بر بندگانم را همانا شمائید پیروی شدگان‌///و سوی موسی وحی کردیم که: «بندگان مرا شبانه حرکت ده، زیرا همواره شما تعقیب‌شد‌گانید.» quran_en_fa Then Pharaoh sent heralds to (all) the Cities, پس فرعون گروهی گردآورنده را [برای جمع کردن نیرو] به شهرها فرستاد///پس فرعون گروهی گردآورنده را [برای جمع کردن نیرو] به شهرها فرستاد///و فرعون گردآورندگان سپاه را به شهرها فرستاد.///پس فرعون مأموران جمع‌آورى را به شهرها فرستاد///پس فرعون مأموران جمع‌آورى [خود را] به شهرها فرستاد،///پس فرعون [آگاه شد و] گردآورندگان [سپاه] را به شهرها فرستاد.///آن گاه فرعون رسول برای جمع آوری لشکر به شهرها فرستاد.///آنگاه فرعون گردآورندگان را به شهرها فرستاد///فرعون (از این ماجرا آگاه شد و) مأموران بسیج نیرو را به شهرها فرستاد،///پس فرستاد فرعون در شهرستانها گردآرندگان‌///پس فرعون مأمورانی برای جمع‌آوری (کسانی) به تمامی شهرها (ی مصر) فرستاد. quran_en_fa (Saying): "These (Israelites) are but a small band, [و گفت:] مسلما اینان [که بر ضد من برخاسته‌اند] گروهی اندکند،///[و گفت:] مسلما اینان [که بر ضد من برخاسته‌اند] گروهی اندکند،///که اینان گروهى اندکند،///[و گفت:] همانا اینها عده‌اى ناچیزند/// [و گفت:] «اینها عده‌اى ناچیزند.///«اینها گروهى اندکند.///(و برای تبلیغات به آنها می‌گفتند که) همانا طایفه بنی اسرائیل عده قلیلی هستند.///[آنان درباره یاران موسی‌] گفتند اینان گروهکی اندکشمارند///(و گفت:) اینها مسلما گروهی اندکند؛///که اینانند همانا گروهی اندک‌///(فرعون و فرعونیان گفتند:) «این گروهی -بی‌گمان و بی‌امان- اندکند.» quran_en_fa "And they are raging furiously against us; و همانا ما را همواره [با اعمالشان] به خشم می‌آورند،///و همانا ما را همواره [با اعمالشان] به خشم می‌آورند،///و ما را به خشم آورده‌اند،///و راستى آنها ما را به خشم آورده‌اند///و راستى آنها ما را بر سر خشم آورده‌اند،///که ما را به خشم آورده­اند.///که ما را به خشم آورده‌اند.///و ایشان ما را به خشم آورده‌اند///و اینها ما را به خشم آورده‌اند؛///و همانا ایشانند بر ما خشم‌آرندگان‌///«و به‌راستی آنان ما را بسی خشم‌آورندگانند.» quran_en_fa "But we are a multitude amply fore-warned." و ما گروهی هوشیار و آماده باش و مهیای دفاعیم.///و ما گروهی هوشیار و آماده باش و مهیای دفاعیم.///و ما همگى آماده پیکاریم.///و ما همگى آماده‌ى پیکار هستیم///و [لى‌] ما همگى به حال آماده‌باش درآمده‌ایم.»///ما همگى آماده‌ى دفاع هستیم.»///و ما لشکری همه نیرومند و مسلح به اسلحه کاملیم.///و ما انبوهی مسلح هستیم‌///و ما همگی آماده پیکاریم!»///و هر آینه مائیم همگی بیمناکان‌///«و محققا ما نیروی مهم به هم پیوسته و وابسته‌ایم، (که) به حال آماده‌باش (درآمده‌ایم). quran_en_fa So We expelled them from gardens, springs, پس ما آنان را [به دنبال بنی اسرائیل] از باغ‌ها و چشمه سارها [که نعمت‌های ما در سرزمین مصر بود] بیرون کردیم.///پس ما آنان را [به دنبال بنی اسرائیل] از باغ‌ها و چشمه سارها [که نعمت‌های ما در سرزمین مصر بود] بیرون کردیم.///پس ایشان را از باغها و چشمه‌سارها بیرون کردیم،///پس ما آنها را از باغ‌ها و چشمه‌سارها بیرون کردیم///سرانجام، ما آنان را از باغستانها و چشمه‌سارها،///پس آنان را [به گمان تعقیب بنى‌اسرائیل]، از باغ‌ها و چشمه‌ها بیرون کردیم،///پس (با وجود این همه دعوی‌ها) ما آنها را از باغهای مصفا با نهرهای آب روان بیرون کردیم.///آنگاه ایشان را از باغها و چشمه‌ها آواره کردیم‌///(سرانجام فرعونیان مغلوب شدند،) و ما آنها را از باغها و چشمه‌ها بیرون راندیم،///پس برون راندیمشان از باغها و چشمه‌سارها///پس آنان را از باغستان‌های سردرهم و چشمه‌سارانی بیرون راندیم؛ quran_en_fa Treasures, and every kind of honourable position; واز گنج‌ها ومکان‌های نیکو [وقصرهای باشکوه بیرون کردیم].///واز گنج‌ها ومکان‌های نیکو [وقصرهای باشکوه بیرون کردیم].///و از گنجها و خانه‌هاى نیکو،///و از گنج‌ها و اقامتگاه‌هاى نیکو///و گنجینه‌ها و جایگاه‌هاى پر ناز و نعمت بیرون کردیم.///و [نیز از] گنج‌ها، و جایگاه نیکو.///و نیز از گنج‌ها و ثروتها و مقامات عالیه ریاست بیرون آوردیم (و به دریای هلاک افکندیم).///و از گنجها و جایگاه نیکو///و از گنجها و قصرهای مجلل!///و گنجها و جایگاهی گرامی‌///و (نیز از) گنجینه‌ها و جایگاه‌هایی پر کرامت [: ناز و نعمت]. quran_en_fa Thus it was, but We made the Children of Israel inheritors of such things. این گونه [نعمت‌های خود را از چنگ آنان بیرون آوردیم] و آنها را به بنی اسرائیل به میراث دادیم.///این گونه [نعمت‌های خود را از چنگ آنان بیرون آوردیم] و آنها را به بنی اسرائیل به میراث دادیم.///بدین سان همه را به بنى اسرائیل وا گذاشتیم.///بدین‌سان بنى اسرائیل را وارث آنها کردیم/// [اراده ما] چنین بود، و آن [نعمتها] را به فرزندان اسرائیل میراث دادیم.///چنین بود که بنى‌اسرائیل را وارث آنها قرار دهیم.///آری این چنین کردیم و (قوم ضعیف) بنی اسرائیل را وارث آن شهر و دیارها و ثروت و مقامها گردانیدیم.///و بدین‌سان آنها را به بنی‌اسرائیل به میراث دادیم‌///(آری،) اینچنین کردیم! و بنی اسرائیل را وارث آنها ساختیم!///بدینسان و ارث دادیمش به بنی‌اسرائیل‌///(اراده‌ی ما) چنین بود و آن (نعمت‌) ها را به فرزندان اسرائیل میراث دادیم. quran_en_fa So they pursued them at sunrise. فرعونیان هنگام طلوع آفتاب آنان را دنبال کردند.///فرعونیان هنگام طلوع آفتاب آنان را دنبال کردند.///فرعونیان به هنگام برآمدن آفتاب از پى آنها رفتند.///پس هنگام برآمدن آفتاب از پى آنها رسیدند///پس هنگام برآمدن آفتاب، آنها را تعقیب کردند.///پس هنگام طلوع خورشید، [سپاهیان فرعون] به تعقیب آنان برخاستند.///پس صبحگاه فرعونیان موسی و بنی اسرائیل را تعقیب کردند.///سپس ایشان را به هنگام طلوع آفتاب دنبال کردند///آنان به تعقیب بنی اسرائیل پرداختند، و به هنگام طلوع آفتاب به آنها رسیدند.///پس از پی ایشان بیامدند به هنگام خورشید تابان‌///پس (فرعونیان) در حال برآمدن آفتاب، آنان را تعقیب کردند. quran_en_fa And when the two bodies saw each other, the people of Moses said: "We are sure to be overtaken." چون آن دو گروه یکدیگر را دیدند، اصحاب موسی گفتند: حتما ما به چنگ آنان خواهیم افتاد.///چون آن دو گروه یکدیگر را دیدند، اصحاب موسی گفتند: حتما ما به چنگ آنان خواهیم افتاد.///چون آن دو گروه یکدیگر را دیدند، یاران موسى گفتند: گرفتار آمدیم.///و چون دو گروه همدیگر را دیدند، یاران موسى گفتند: ما قطعا گرفتار خواهیم شد///چون دو گروه، همدیگر را دیدند، یاران موسى گفتند: «ما قطعا گرفتار خواهیم شد.»///پس زمانى که دو گروه، یکدیگر را دیدند، یاران موسى گفتند: «آنان به ما دست خواهند یافت.»///چون دو لشکر روبرو شدند اصحاب موسی گفتند: اینک به دست فرعونیان خواهیم افتاد.///و چون دو گروه همدیگر را دیدند، یاران موسی گفتند، ما گیر افتاده‌ایم‌///هنگامی که دو گروه یکدیگر را دیدند، یاران موسی گفتند: «ما در چنگال فرعونیان گرفتار شدیم!»///تا گاهی که نمودار شدند (دیدار کردند) دو گروه گفتند یاران موسی که مائیم دریافتگان‌///پس چون دو گروه، همدیگر را دیدند، همراهان موسی گفتند: «بی‌گمان ما ناگزیر (و ناگریز) مورد دستیابی هستیم.» quran_en_fa (Moses) said: "By no means! my Lord is with me! Soon will He guide me!" موسی گفت: این چنین نیست، بی تردید پروردگارم با من است، و به زودی مرا هدایت خواهد کرد.///موسی گفت: این چنین نیست، بی تردید پروردگارم با من است، و به زودی مرا هدایت خواهد کرد.///گفت: هرگز. پروردگار من با من است و مرا راه خواهد نمود.///گفت: چنین نیست، بى‌تردید پروردگارم با من است و به زودى هدایتم خواهد کرد///گفت: «چنین نیست، زیرا پروردگارم با من است و به زودى مرا راهنمایى خواهد کرد.»///[موسى] گفت: «چنین نیست! قطعا پروردگارم با من است و مرا هدایت خواهد کرد.»///موسی گفت: هرگز چنین نیست، که خدا با من است و مرا به یقین راهنمایی خواهد کرد.///[موسی‌] گفت چنین نیست، پروردگارم با من است و به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد///(موسی) گفت: «چنین نیست! یقینا پروردگارم با من است، بزودی مرا هدایت خواهد کرد!»///گفت نچنین است همانا با من است پروردگارم زود است رهبریم کند///گفت: «هرگز چنان نیست؛ همواره پروردگارم با من است و به زودی مرا (معجزه آسا) راهنمایی خواهد کرد.» quran_en_fa Then We told Moses by inspiration: "Strike the sea with thy rod." So it divided, and each separate part became like the huge, firm mass of a mountain. پس به موسی وحی کردیم که عصایت را به این دریا بزن. [موسی عصایش را به دریا زد] پس [دریا] از هم شکافت و هر پاره‌اش چون کوهی بزرگ بود.///پس به موسی وحی کردیم که عصایت را به این دریا بزن. [موسی عصایش را به دریا زد] پس [دریا] از هم شکافت و هر پاره‌اش چون کوهی بزرگ بود.///پس به موسى وحى کردیم که: عصایت را بر دریا بزن. دریا بشکافت و هر پاره چون کوهى عظیم گشت.///آن‌گاه به موسى وحى کردیم که با عصاى خود بر دریا بزن. پس از هم شکافت و هر قسمت آن چون کوهى عظیم گردید///پس به موسى وحى کردیم: «با عصاى خود بر این دریا بزن.» تا از هم شکافت، و هر پاره‌اى همچون کوهى سترگ بود.///پس به موسى وحى کردیم که: «عصایت را به دریا بزن!» پس [دریا] شکافت، و هر پاره‌اى چون کوهى بزرگ شد. [و جاده‌اى خشک براى آنها پدیدار گشت.]///پس ما به موسی وحی کردیم که عصای خود را به دریا (ی نیل) زن، چون زد دریا شکافت و آب هر قطعه دریا مانند کوهی بزرگ بر روی هم قرار گرفت.///سپس به موسی وحی کردیم که با عصایت به دریا بزن، آنگاه [دریا] بشکافت و هر پاره‌ای از آن همچون کوهی بزرگ بود///و بدنبال آن به موسی وحی کردیم: «عصایت را به دریا بزن!» (عصایش را به دریا زد،) و دریا از هم شکافته شد، و هر بخشی همچون کوه عظیمی بود!///پس وحی کردیم به موسی که بزن چوبدست خود را به دریا پس بشکافت و شد هر دیواری چون کوهی بزرگ‌///پس سوی موسی وحی کردیم که: «با عصای خود بر (این) دریا بزن‌.» پس دریا از هم شکافت. پس هر پاره‌ای همچون کوهی سترگ بود. quran_en_fa And We made the other party approach thither. و آن گروه دیگر را [هم در آنجا] به دریا نزدیک کردیم،///و آن گروه دیگر را [هم در آنجا] به دریا نزدیک کردیم،///و آن گروه دیگر را نیز به دریا رساندیم.///و گروه دیگر (فرعونیان) را به آن جا نزدیک کردیم///و دیگران را بدانجا نزدیک گردانیدیم.///آن‌گاه گروه دیگر را [که لشکر فرعون بود،] به آنجا نزدیک کردیم.///و دیگران (یعنی فرعونیان) را (از پی بنی اسرائیل) به نزدیک دریا آوردیم.///و دیگران را به آنجا نزدیک کردیم‌///و در آنجا دیگران [= لشکر فرعون‌] را نیز (به دریا) نزدیک ساختیم!///و جای دادیم در آنجا دگران را///و دیگران [: فرعونیان] را بدانجا (با صف‌آراییشان به غرق) نزدیک گردانیدیم. quran_en_fa We delivered Moses and all who were with him; و موسی و هر که با او بود، همه را نجات دادیم.///و موسی و هر که با او بود، همه را نجات دادیم.///موسى و همه همراهانش را رهانیدیم.///و موسى و همه همراهانش را نجات دادیم///و موسى و همه کسانى را که همراه او بودند نجات دادیم؛///و موسى و هر که را با او بود، همگى را [از دریا عبور دادیم و] رهایی بخشیدیم.///و موسی و کلیه همراهانش را به ساحل سلامت رسانیدیم.///و موسی و همراهانش، همگیشان را رهانیدیم‌///و موسی و تمام کسانی را که با او بودند نجات دادیم!///و رهانیدیم موسی و آنان را که با او بودند همگی‌///و موسی را با همه‌ی کسانی که همراهش بودند نجات دادیم. quran_en_fa But We drowned the others. آن گاه آن گروه دیگر را غرق کردیم.///آن گاه آن گروه دیگر را غرق کردیم.///و آن دیگران را غرقه ساختیم.///سپس گروه دیگر را غرق کردیم///آنگاه دیگران را غرق کردیم.///سپس گروه دیگر را غرق ساختیم.///آن گاه قوم دیگر همه را به دریا غرق کردیم.///سپس دیگران را غرقه ساختیم‌///سپس دیگران را غرق کردیم!///سپس به دریا فروبردیم دگران را///سپس دیگران را غرق کردیم. quran_en_fa Verily in this is a Sign: but most of them do not believe. بی تردید در این سرگذشت عبرتی بزرگ وجود دارد، و [قوم قبطی] بیشترشان مؤمن نبودند.///بی تردید در این سرگذشت عبرتی بزرگ وجود دارد، و [قوم قبطی] بیشترشان مؤمن نبودند.///هرآینه در این عبرتى است، و بیشترینشان ایمان نیاوردند.///مسلما در این [واقعه‌] عبرتى بود ولى بیشترشان مؤمن نبودند///مسلما در این [واقعه‌] عبرتى بود، و [لى‌] بیشترشان ایمان‌آورنده نبودند.///البته در این ماجرا، نشانه‌ی روشنى است. و بیشترشان مؤمن نبودند.///همانا در این هلاک فرعونیان آیت بزرگی (برای عبرت و موعظه مردم) بود لیکن اکثر خلق ایمان نیاوردند.///بی‌گمان در این مایه عبرتی هست، و بیشترینه آنان مؤمن نبودند///در این جریان، نشانه روشنی است ولی بیشترشان ایمان نیاوردند! (چرا که طالب حق نبودند)///همانا در این است آیتی و نیستند بیشترشان ایمان آرندگان‌///بی‌شک در این (واقعه‌ی عبرت‌انگیز) همانا نشانه‌ی (ربانی) بزرگی است. حال آنکه بیشترشان (از) مؤمنان نبوده‌اند. quran_en_fa And verily thy Lord is He, the Exalted in Might, Most Merciful. و یقینا پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهربان است.///و یقینا پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهربان است.///هرآینه پروردگار تو پیروزمند و بخشنده است.///و قطعا پروردگار تو شکست‌ناپذیر مهربان است///و قطعا پروردگار تو همان شکست‌ناپذیر مهربان است.///و همانا پروردگارت شکست­ناپذیر و مهربان است.///و همانا خدای تو خدای بسیار مقتدر و مهربان است.///همانا پروردگارت پیروزمند مهربان است‌///و پروردگارت شکست‌ناپذیر و مهربان است!///و همانا پروردگار تو است هرآینه عزتمند مهربان‌///و بی‌گمان پروردگار تو، همواره او همان کانون عزت (و) رحمت است. quran_en_fa And rehearse to them (something of) Abraham's story. و سرگذشت مهم ابراهیم را بر آنان بخوان،///و سرگذشت مهم ابراهیم را بر آنان بخوان،///و داستان ابراهیم را برایشان تلاوت کن.///و بر آنان خبر مهم ابراهیم را بخوان///و بر آنان گزارش ابراهیم را بخوان.///[اى پیامبر!] سرگذشت ابراهیم را بر مردم بخوان!///و (ای رسول) حکایت ابراهیم را بر امت بیان کن.///و بر آنان داستان ابراهیم را بخوان‌///و بر آنان خبر ابراهیم را بخوان،///و بخوان بر ایشان داستان ابراهیم را///و بر آنان گزارش مهم ابراهیم را برخوان. quran_en_fa Behold, he said to his father and his people: "What worship ye?" هنگامی که به پدرش وقومش گفت: چه چیز را می‌پرستید؟///هنگامی که به پدرش وقومش گفت: چه چیز را می‌پرستید؟///آنگاه که به پدر و قوم خود گفت: چه مى‌پرستید؟///آن‌گاه که به پدر خود و قومش گفت: چه مى‌پرستید///آنگاه که به پدر خود و قومش گفت: «چه مى‌پرستید؟»///آن‌گاه که به پدرش و قومش گفت: «شما چه مى‌پرستید؟»///هنگامی که با پدر (یعنی عمو، زیرا پدران پیغمبران همه موحدند) و با قومش گفت: شما چه معبودی را می‌پرستید؟///چنین بود که به پدرش و قومش گفت که شما چه می‌پرستید؟///هنگامی که به پدر و قومش گفت: «چه چیز را می‌پرستید؟!»///هنگامی که گفت به پدر خویش و قومش چه می‌پرستید///چون به پدر (تربیتی) اش و قومش گفت: «چه (چیزی را) می‌پرستید؟» quran_en_fa They said: "We worship idols, and we remain constantly in attendance on them." گفتند: بت هایی را می‌پرستیم و همواره ملازم پرستش آنها هستیم.///گفتند: بت هایی را می‌پرستیم و همواره ملازم پرستش آنها هستیم.///گفتند: بتانى را مى‌پرستیم و معتکف آستانشان هستیم.///گفتند: بت‌هایى را مى‌پرستیم و همواره ملازم عبادت آنهاییم///گفتند: «بتانى را مى‌پرستیم و همواره ملازم آنهاییم.»///گفتند: «بت‌هایى را مى‌پرستیم و در کنارشان به پرستش ماندگاریم.»///جواب دادند که ما بتهایی را می‌پرستیم و ثابت بر پرستش آنها بوده و هستیم.///گفتند بتانی می‌پرستیم و در خدمت آنها معتکفیم‌///گفتند: «بتهایی را می‌پرستیم، و همه روز ملازم عبادت آنهاییم.»///گفتند می‌پرستیم بتانی را پس می‌باشیم پیرامون آنها گردآمدگان‌///گفتند: «بتانی را می‌پرستیم. پس همواره بر درگاه آنان همچنان باشندگان و خاضعانیم.» quran_en_fa He said: "Do they listen to you when ye call (on them)?" گفت: آیا هنگامی که آنها را می‌خوانید، سخن شما را می‌شنوند؟///گفت: آیا هنگامی که آنها را می‌خوانید، سخن شما را می‌شنوند؟///گفت: آیا وقتى آنها را مى‌خوانید صدایتان را مى‌شنوند؟///گفت: آیا وقتى آنها را مى‌خوانید از شما مى‌شنوند///گفت: «آیا وقتى دعا مى‌کنید، از شما مى‌شنوند؟///[ابراهیم] گفت: «آیا هرگاه آنها را مى‌خوانید، سخن شما رامى‌شنوند؟///ابراهیم گفت: آیا هر گاه این بتهای جماد را بخوانید سخن شما را می‌شنوند؟///[ابراهیم‌] گفت آیا چون آنان را به پرستش می‌خوانید، ندای شما را می‌شنوند؟///گفت: «آیا هنگامی که آنها را می‌خوانید صدای شما را می‌شنوند؟!///گفت آیا می‌شنوند شما را گاهی که می‌خوانید///گفت: «آیا وقتی از آنها درخواستی می‌کنید، از شما می‌شنوند؟» quran_en_fa "Or do you good or harm?" یا به شما سود و زیانی می‌رسانند؟///یا به شما سود و زیانی می‌رسانند؟///یا براى شما سود و زیانى دارند؟///یا به شما سود و زیان مى‌رسانند///یا به شما سود یا زیان مى‌رسانند؟»///یا به شما سود و زیانى مى‌رسانند؟»///یا به حال شما هیچ سود و زیانی توانند داشت؟///یا برای شما سودی یا زیانی دارند///یا سود و زیانی به شما می‌رسانند؟!»///یا سودتان بخشند یا آیان رسانند///«یا شما را سود یا زیانی می‌رسانند؟» quran_en_fa They said: "Nay, but we found our fathers doing thus (what we do)." گفتند: نه، بلکه پدرانمان را یافتیم که به این صورت عبادت می‌کردند!///گفتند: نه، بلکه پدرانمان را یافتیم که به این صورت عبادت می‌کردند!///گفتند: نه، پدرانمان را دیده‌ایم که چنین مى‌کرده‌اند.///گفتند: [نه‌]، بلکه پدران خود را یافتیم که چنین مى‌کردند///گفتند: «نه، بلکه پدران خود را یافتیم که چنین مى‌کردند.»///گفتند: «[نه!] بلکه پدرانمان را یافته‌ایم که این‌گونه [پرستش] مى‌کردند!»///گفتند: (نه) بلکه ما پدران خود را بر پرستش این بتان یافته‌ایم (و هر چند جماد بی‌اثری باشند می‌پرستیم).///گفتند نه ولی پدرانمان را یافتیم که چنین می‌کردند///گفتند: «ما فقط نیاکان خود را یافتیم که چنین می‌کنند.»///گفتند بلکه یافتیم پدران خود را چنین می‌کردند///گفتند: «(نه!) بلکه پدران خود را یافتیم که چنان می‌کردند.» quran_en_fa He said: "Do ye then see whom ye have been worshipping,- گفت: پس آیا می‌دانید که آنچه می‌پرستید،///گفت: پس آیا می‌دانید که آنچه می‌پرستید،///گفت: آیا مى‌دانید که چه مى‌پرستیده‌اید،///گفت: آیا در آنچه مى‌پرستیده‌اید تأمل کرده‌اید///گفت: «آیا در آنچه مى‌پرستیده‌اید تأمل کرده‌اید؟///[ابراهیم] گفت: «آیا نظر کرده‌اید در آنچه مى‌پرستید؟///ابراهیم باز به آنها گفت: آیا می‌دانید که این بتهایی که شما مردم اینک می‌پرستید،///[ابراهیم‌] گفت آیا در آنچه می‌پرستید تامل نکرده‌اید؟///گفت: «آیا دیدید (این) چیزهایی را که پیوسته پرستش می‌کردید …///گفت آیا دیدید آنچه را بودید می‌پرستیدید///گفت: «آیا پس آنچه را می‌پرستیده‌اید نگریستید؛» quran_en_fa "Ye and your fathers before you?- هم شما و هم پدران پیشین شما///هم شما و هم پدران پیشین شما///شما و نیاکانتان؟///شما و نیاکان گذشته شما///شما و پدران پیشین شما؟///شما و پدران پیشین شما؟///و پدران شما از قدیم می‌پرستیدند،///هم شما و هم نیاکان کهنتان‌///شما و پدران پیشین شما،///شما و پدران شما پیشتران‌///«شما و پدران پیشترین شما؟» quran_en_fa "For they are enemies to me; not so the Lord and Cherisher of the Worlds; هم آنان قطعا دشمن منند [چون اگر آنها را بپرستم، مرا دچار عذاب جاودانه خواهند کرد]، جز پروردگار جهانیان [که پرستیدنش مایه سعادت همیشگی و جاودانی است.]///هم آنان قطعا دشمن منند [چون اگر آنها را بپرستم، مرا دچار عذاب جاودانه خواهند کرد]، جز پروردگار جهانیان [که پرستیدنش مایه سعادت همیشگی و جاودانی است.]///آنها دشمنان منند، ولى پروردگار جهانیان دوست من است:///آن [معبود] ها دشمنان منند، مگر پروردگار جهانیان [که ولى من است‌]///قطعا همه آنها -جز پروردگار جهانیان- دشمن منند.///البته این بت‌ها دشمن منند، [چون مرا گرفتار عذاب خواهند کرد،] مگر پروردگار جهانیان [که پرستیدنش مایه‌ی سعادت است].///آنها مرا دشمن‌اند جز خدای یکتای عالمیان؟///[بدانید که‌] آنها دشمن منند، بر خلاف پروردگار جهانیان‌///همه آنها دشمن من هستند (و من دشمن آنها)، مگر پروردگار عالمیان!///که ایشان مرا دشمنند مگر پروردگار جهانیان‌///«پس بی‌گمان همه‌ی آنان – جز پروردگار جهانیان – دشمن من‌اند.» quran_en_fa "Who created me, and it is He Who guides me; همان کسی که مرا آفرید و هم او مرا هدایت می‌کند،///همان کسی که مرا آفرید و هم او مرا هدایت می‌کند،///آن که مرا بیافریده سپس راهنماییم مى‌کند،///همان کسى که مرا آفریده و او هدایتم مى‌کند///آن کس که مرا آفریده و همو راهنماییم مى‌کند،///همان که مرا آفرید، پس او راهنماییم مى‌کند.///همان خدایی که مرا بیافرید و به راه راستم هدایت می‌فرماید.///همان کسی که مرا آفریده است و همو که هدایتم می‌کند///همان کسی که مرا آفرید، و پیوسته راهنمائیم می‌کند،///آنکه مرا آفرید پس رهبریم کند///«آن کس که مرا آفرید، پس همو راهنمایی‌ام می‌کند؛» quran_en_fa "Who gives me food and drink, و آنکه او طعامم می‌دهد و سیرابم می‌کند///و آنکه او طعامم می‌دهد و سیرابم می‌کند///و آن که به من طعام مى‌دهد و مرا سیراب مى‌سازد،///و کسى که او مرا اطعام مى‌کند و آبم مى‌دهد///و آن کس که او به من خوراک مى‌دهد و سیرابم مى‌گرداند،///او که به من مى‌خوراند و مى‌نوشاند.///و همان خدایی که مرا غذا می‌دهد و سیراب می‌گرداند.///و همان کسی که مرا سیر و سیراب می‌سازد///و کسی که مرا غذا می‌دهد و سیراب می‌نماید،///و آنکه بخوراندم و بنوشاندم‌///«و کسی (که) او به من خوردنی و آشامیدنی می‌دهد،» quran_en_fa "And when I am ill, it is He Who cures me; و هنگامی که بیمار می‌شوم، او شفایم می‌دهد///و هنگامی که بیمار می‌شوم، او شفایم می‌دهد///و چون بیمار شوم شفایم مى‌بخشد،///و چون بیمار شوم او مرا شفا مى‌دهد///و چون بیمار شوم او مرا درمان مى‌بخشد،///و هرگاه بیمار شوم، او مرا شفا مى‌بخشد.///و چون بیمار شوم مرا شفا می‌دهد.///و چون بیمار شدم مرا شفا می‌بخشد///و هنگامی که بیمار شوم مرا شفا می‌دهد،///و گاهی که بیمار شوم پس او بهبودیم دهد///«و چون بیمار شوم پس او درمانم می‌کند،» quran_en_fa "Who will cause me to die, and then to life (again); و آنکه مرا می‌میراند سپس زنده‌ام می‌کند///و آنکه مرا می‌میراند سپس زنده‌ام می‌کند///و آن که مرا مى‌میراند و سپس زنده مى‌کند،///و کسى که مرا مى‌میراند و سپس زنده‌ام مى‌کند///و آن کس که مرا مى‌میراند و سپس زنده‌ام مى‌گرداند،///و او کسى است که مرا مى‌میراند، سپس زنده‌ام مى‌کند.///و همان خدایی که مرا (از حیات چند روزه دنیا) می‌میراند و سپس (به حیات ابدی آخرت) زنده می‌گرداند.///و همان کسی که مرا می‌میراند و سپس [از نو] زنده‌ام می‌سازد///و کسی که مرا می‌میراند و سپس زنده می‌کند،///و آنکه بمیراندم سپس زنده سازدم‌///«و آن کس که مرا می‌میراند سپس زنده‌ام می‌گرداند،» quran_en_fa "And who, I hope, will forgive me my faults on the day of Judgment. و آنکه امید دارم روز جزا خطایم را بر من بیامرزد.///و آنکه امید دارم روز جزا خطایم را بر من بیامرزد.///و آن که امید مى‌دارم که در روز قیامت خطایم را ببخشاید.///و کسى که امید دارم روز جزا خطایم را بر من ببخشاید///و آن کس که امید دارم روز پاداش، گناهم را بر من ببخشاید.»///و او کسى است که امید دارم روز جزا، خطاهای مرا ببخشد.///و همان خدایی که چشم امید دارم که روز جزا گناهم را بیامرزد.///و همان کسی که امید دارم که در روز جزا خطای مرا ببخشد///و کسی که امید دارم گناهم را در روز جزا ببخشد!///و آنکه امیدوارم که بیامرزد برای من گناهم را روز دین‌///«و کسی که امید دارم روز بروز طاعت، خطایم را بر من بپوشاند.» quran_en_fa "O my Lord! bestow wisdom on me, and join me with the righteous; پروردگارا! به من حکمت بخش، و مرا به شایستگان ملحق کن.///پروردگارا! به من حکمت بخش، و مرا به شایستگان ملحق کن.///اى پروردگار من، مرا حکمت بخش و مرا به شایستگان بپیوند.///پروردگارا! مرا حکمتى عطا کن و مرا به نیکان ملحق گردان///پروردگارا، به من دانش عطا کن و مرا به صالحان ملحق فرماى،///پروردگارا! به من حکمت مرحمت فرما! و مرا به صالحان ملحق کن!///بارالها، مرا حکمی ببخش (بر این مشرکان فرمانروایی ده) و به (رسل و) بندگان صالح خود ملحق ساز.///پروردگارا به من حکمت ببخش و مرا به شایستگان بپیوند///پروردگارا! به من علم و دانش ببخش، و مرا به صالحان ملحق کن!///پروردگارا ارزانی دار مرا حکمی و برسانم به شایستگان‌///«پروردگارم! به من حاکمیت و حکمتی (وحیانی) عطا کن و مرا به (آن) صالحان [: پیامبران] ملحق گردان؛» quran_en_fa "Grant me honourable mention on the tongue of truth among the latest (generations); و برای من در آیندگان نامی نیک و ستایشی والا مرتبه قرار ده،///و برای من در آیندگان نامی نیک و ستایشی والا مرتبه قرار ده،///و ذکر جمیل مرا در دهان آیندگان انداز.///و براى من در میان آیندگان زبان صدق و ثناگو قرار ده///و براى من در [میان‌] آیندگان آوازه نیکو گذار،///و براى من در میان آیندگان، نام نیکو، بر جاى بگذار!///و نامم بر زبان اقوام آتیه نیکو، و سخنم دلپذیر گردان.///و برای من در میان امتهای آینده سخن [گوی‌] نیک قرار ده‌///و برای من در میان امتهای آینده، زبان صدق (و ذکر خیری) قرار ده!///و قرار ده برای من زبان راستی در آخران‌///«و برای من در (میان) آیندگان آخرین زبان [: آوازه‌ای] راست‌واره قرار ده؛» quran_en_fa "Make me one of the inheritors of the Garden of Bliss; و مرا از وارثان بهشت پرنعمت گردان،///و مرا از وارثان بهشت پرنعمت گردان،///و مرا از وارثان بهشت پرنعمت قرار ده.///و مرا از وارثان بهشت پرنعمت گردان///و مرا از وارثان بهشت پر نعمت گردان،///و مرا از وارثان بهشت پر نعمت قرار ده!///و مرا از وارثان بهشت پر نعمت قرار ده.///و مرا از میراث بران بهشت پرناز و نعمت بدار///و مرا وارثان بهشت پرنعمت گردان!///و بگردانم از ارث‌برندگان بهشت نعمتها///«و مرا از وارثان بهشت پر نعمت گردان؛» quran_en_fa "Forgive my father, for that he is among those astray; و پدرم را بیامرز که او از گمراهان است،///و پدرم را بیامرز که او از گمراهان است،///و پدرم را بیامرز که از گمراهان است.///و بر پدرم ببخشاى که او از گمراهان بود///و بر پدرم ببخشاى که او از گمراهان بود،///و از پدرم، درگذر، که او از گمراهان است.///و از پدرم (یعنی عمویم) درگذر، که وی سخت از گمراهان است.///و پدرم را بیامرز که او از سرگشتگان بود///و پدرم [= عمویم‌] را بیامرز، که او از گمراهان بود!///و بیامرز برای پدرم که او بود همانا از گمراهان‌///«و پدرم را ببخشای که او بی‌گمان از گمراهان بوده است.» quran_en_fa "And let me not be in disgrace on the Day when (men) will be raised up;- و روزی که [مردگان] برانگیخته می‌شوند، رسوایم مکن؛///و روزی که [مردگان] برانگیخته می‌شوند، رسوایم مکن؛///و در روز قیامت مرا رسوا مساز:///و روزى که [مردم‌] برانگیخته مى‌شوند مرا خوار مگردان///و روزى که [مردم‌] برانگیخته مى‌شوند رسوایم مکن:///و مرا روزى که همه برانگیخته مى‌شوند، خوار مگردان!///و روزی که خلق را از قبرها برانگیزند در آن روز مرا رسوا (و هلاک) مگردان.///و مرا در روزی که [مردم‌] برانگیخته شوند رسوا مساز///و در آن روز که مردم برانگیخته می‌شوند، مرا شرمنده و رسوا مکن!///و خوارم نکن روزی که برانگیخته شوند///«و روزی که (مکلفان) برانگیخته می‌شوند خوارم مکن.» quran_en_fa "The Day whereon neither wealth nor sons will avail, روزی که هیچ مال و اولادی سود نمی‌دهد،///روزی که هیچ مال و اولادی سود نمی‌دهد،///روزى که نه مال سود مى‌دهد و نه فرزندان.///روزى که نه مال سود مى‌دهد و نه فرزندان///روزى که هیچ مال و فرزندى سود نمى‌دهد،///روزى که مال و فرزندان سودى ندارند،///آن روزی که مال و فرزندان (هیچ به حال انسان) سود نبخشند.///[همان‌] روزی که مال و پسران سود ندهد///در آن روز که مال و فرزندان سودی نمی‌بخشد،///روزی که سود ندهد مال و نه فرزندان‌///روزی که هیچ مال و فرزندانی سودی نمی‌دهند؛ quran_en_fa "But only he (will prosper) that brings to Allah a sound heart; مگر کسی که دلی سالم [از رذایل وخبایث] به پیشگاه خدا بیاورد،///مگر کسی که دلی سالم [از رذایل وخبایث] به پیشگاه خدا بیاورد،///مگر آن کس که با قلبى رسته از شرک به نزد خدا بیاید.///مگر کسى که با دلى [پاک و] سالم به سوى خدا بیاید///مگر کسى که دلى پاک به سوى خدا بیاورد.///مگر کسى که با روح و قلب پاک، به سوى خدا آید.»///و تنها آن کس سود برد که با دل با اخلاص پاک (از شرک و ریب و ریا) به درگاه خدا آید.///مگر آنکه کسی دلی پاک و پیراسته [از شک و شرک‌] به نزد خداوند آورد///مگر کسی که با قلب سلیم به پیشگاه خدا آید!»///مگر آنکه بیاید خدا را با دلی درست‌///مگر کسی که با دلی پاک سوی خدا آمد. quran_en_fa "To the righteous, the Garden will be brought near, و آن روز بهشت را برای پرهیزکاران نزدیک آورند،///و آن روز بهشت را برای پرهیزکاران نزدیک آورند،///و بهشت را براى پرهیزگاران نزدیک آرند.///و [آن روز] بهشت براى پرهیزکاران نزدیک آورده شود///و [آن روز] بهشت براى پرهیزگاران نزدیک مى‌گردد.///و [آن روز،] بهشت براى پرهیزکاران نزدیک گردد.///و بهشت را به اهل تقوا نزدیک سازند.///و بهشت برای پرهیزگاران نزدیک شود///(در آن روز،) بهشت برای پرهیزکاران نزدیک می‌شود،///و آماده شد بهشت برای پرهیزکاران‌///و (آن روز) بهشت برای پرهیزگاران زینت‌یافته نزدیک شد. quran_en_fa "And to those straying in Evil, the Fire will be placed in full view; و آتش برافروخته را برای گمراهان آشکار کنند،///و آتش برافروخته را برای گمراهان آشکار کنند،///و جهنم را در نظر کافران آشکار کنند.///و جهنم براى گمراهان نمایان شود///و جهنم براى گمراهان نمودار مى‌شود.///و آتش برافروخته براى گمراهان آشکار شود.///و دوزخ را بر گمراهان پدیدار گردانند.///و جهنم برای گمراهان آشکار گردد///و دوزخ برای گمراهان آشکار می‌گردد،///و پدید آورده شد دوزخ برای گمراهان‌///و جهنم برای فاسد نظران نادان بس نمودار گشت. quran_en_fa "And it shall be said to them: 'Where are the (gods) ye worshipped- و به آنان گویند: آنچه را می‌پرستیدید، کجایند؟///و به آنان گویند: آنچه را می‌پرستیدید، کجایند؟///به آنها گویند: چیزهایى که سواى خداى یکتا مى‌پرستیدید، کجایند؟///و به آنها گفته شود: کجایند آنچه عبادت مى‌کردید///و به آنان گفته مى‌شود: «آنچه جز خدا مى‌پرستیدید کجایند؟///و به آنان گفته شود: «کجاست آنچه مى‌پرستیدید،///و به کافران گفته شود: بتهایی که پرستش می‌کردید به کجا شدند؟///و به آنان گفته شود آنچه به جای خداوند می‌پرستیدید کجاست‌///و به آنان گفته می‌شود: «کجا هستند معبودانی که آنها را پرستش می‌کردید …///و گفته شد بدیشان کجا بودید می‌پرستیدید///و به آنان گفته شد: «آنچه می‌پرستیده‌اید کجایند،» quran_en_fa "'Besides Allah? Can they help you or help themselves?' [معبودانی را] به جای خدا؟! آیا شما را [برای رهایی از آتش] یاری می‌دهند؟ یا از خود می‌توانند دفع عذاب کنند؟///[معبودانی را] به جای خدا؟! آیا شما را [برای رهایی از آتش] یاری می‌دهند؟ یا از خود می‌توانند دفع عذاب کنند؟///آیا یاریتان مى‌کنند، یا خود یارى مى‌جویند؟///[معبودانى‌] غیر از خدا؟ آیا یاریتان مى‌کنند یا خود را یارى مى‌دهند///آیا یاریتان مى‌کنند یا خود را یارى مى‌دهند؟///به جاى خدا؟ آیا یاریتان مى‌کنند؟ یا می‌توانند از خود دفاع کنند؟»///آن بتهایی که به جای خدا پرستش می‌کردید آیا می‌توانند به شما اینک یاری کرده یا از جانب خود دفاع کنند؟///آیا شما را یاری می‌دهند یا خود یاری می‌یابند؟///معبودهایی غیر از خدا؟! آیا آنها شما را یاری می‌کنند، یا کسی به یاری آنها می‌آید؟!»///جز خدا را آیا یاری کنند شما را یا یاری جویند///«جز خدا؟ آیا یاریتان می‌کنند یا (از شما) یاری می‌خواهند؟» quran_en_fa "Then they will be thrown headlong into the (Fire),- they and those straying in Evil, پس آن بت‌ها و گمراهان [که آنها را می‌پرستیدند] به رو در آتش افروخته افکنده می‌شوند،///پس آن بت‌ها و گمراهان [که آنها را می‌پرستیدند] به رو در آتش افروخته افکنده می‌شوند،///آنها و کافران را سرنگون در جهنم اندازند،///پس آنها و همه گمراهان به حالت سرنگون در آن [آتش‌] افکنده شوند///پس آنها و همه گمراهان در آن [آتش‌] افکنده مى‌شوند،///پس همه‌ى معبودان و عابدان گمراه، به دوزخ سرنگون شوند.///در آن حال کافران و معبودان باطلشان هم به رو در آتش دوزخ افتند.///آنگاه ایشان و گمراهان [دیگر] در آن سرنگون شوند///در آن هنگام همه آن معبودان با عابدان گمراه به دوزخ افکنده می‌شوند؛///پس به روی افکنده شدند در آن ایشان و گمراهان‌///پس آنان و (همه‌ی) گمراهان در آن آتش شعله‌ور به رو افکنده شدند. quran_en_fa "And the whole hosts of Iblis together. با همه سپاهیان ابلیس،///با همه سپاهیان ابلیس،///و همه سپاهیان ابلیس را.///و نیز همه سپاهیان ابلیس///و [نیز] همه سپاهیان ابلیس.///و لشکریان ابلیس نیز همگى [به دوزخ افکنده شوند].///و نیز تمام سپاه شیطان (به جهنم در آیند).///و سپاهیان ابلیس همگی‌///و همچنین همگی لشکریان ابلیس!///و سپاه‌های ابلیس همگان‌///و (نیز) همه‌ی سپاهیان ابلیس. quran_en_fa "They will say there in their mutual bickerings: در حالی که در آن [آتش افروخته] با هم ستیز و نزاع می‌کنند [و به بتان] می‌گویند:///در حالی که در آن [آتش افروخته] با هم ستیز و نزاع می‌کنند [و به بتان] می‌گویند:///و در حالى که در جهنم با یکدیگر به نزاع پرداخته‌اند، مى‌گویند:///آنها در آن جا در حالى که با یکدیگر ستیزه مى‌کنند گویند///آنها در آنجا با یکدیگر ستیزه مى‌کنند [و] مى‌گویند:///و آنان در دوزخ در حالى که با هم مشاجره مى‌کنند، مى‌گویند:///و در دوزخ به مجادله و خصومت با یکدیگر گویند:///در حالی که در آنجا با همدیگر ستیزه می‌کنند گویند///آنها در آنجا در حالی که به مخاصمه برخاسته‌اند می‌گویند:///گفتند و ستیزه می‌کردند در آن‌///حال آنکه آنان در آتش شعله‌ور با یکدیگر نزاع می‌کنند، گفتند: quran_en_fa "'By Allah, we were truly in an error manifest, به خدا سوگند که ما در گمراهی آشکاری بودیم،///به خدا سوگند که ما در گمراهی آشکاری بودیم،///به خدا سوگند که ما در گمراهى آشکار بودیم،///سوگند به خدا که ما در گمراهى آشکارى بودیم/// «سوگند به خدا که ما در گمراهى آشکارى بودیم،///«به خدا سوگند که ما در گمراهى آشکارى بودیم.///به خدا قسم که ما در گمراهی بسیار آشکاری بودیم.///به خدا ما در گمراهی آشکار بودیم‌///«به خدا سوگند که ما در گمراهی آشکاری بودیم،///سوگند به خدا همانا بودیم ما در گمراهی آشکار///«سوگند به خدا که ما همواره در ژرفای گمراهی آشکارگری بوده‌ایم.» quran_en_fa "'When we held you as equals with the Lord of the Worlds; که شما را با پروردگار جهانیان برابر و مساوی قرار می‌دادیم،///که شما را با پروردگار جهانیان برابر و مساوی قرار می‌دادیم،///آنگاه که شما را با پروردگار جهانیان برابر مى‌دانستیم.///آن‌گاه که شما [معبودان‌] را با پروردگار جهانیان برابر مى‌داشتیم///آنگاه که شما را با پروردگار جهانیان برابر مى‌کردیم،///چون شما [بت‌ها و معبودها] را با پروردگار جهانیان برابر مى‌دانستیم.///که شما (بتها) را مانند خدای عالمیان پرستش می‌کردیم.///چرا که شما را با پروردگار جهانیان برابر می‌شمردیم‌///چون شما را با پروردگار عالمیان برابر می‌شمردیم!///هنگامی که یکسان داشتیم شما را با پروردگار جهانیان‌///«چون شماها را با پروردگار جهانیان برابر می‌نمودیم.» quran_en_fa "'And our seducers were only those who were steeped in guilt. و ما را جز مجرمان [خائن] گمراه نکردند،///و ما را جز مجرمان [خائن] گمراه نکردند،///و ما را جز مجرمان گمراه نساختند.///و ما را جز مجرمان گمراه نکردند///و جز تباهکاران ما را گمراه نکردند،///و جز تبهکاران، ما را گمراه نکردند.///و ما را گمراه نکردند جز قوم تبهکار.///و جز گناهکاران کسی ما را گمراه نکرد///اما کسی جز مجرمان ما را گمراه نکرد!///و گمراه نکردند ما را مگر گنهکاران‌///و جز مجرمان ما را گمراه نکردند.» quran_en_fa "'Now, then, we have none to intercede (for us), در نتیجه برای ما نه شفیعانی است،///در نتیجه برای ما نه شفیعانی است،///و اکنون ما را شفیعانى نیست.///و اکنون ما را هیچ شفیعى نیست///در نتیجه شفاعتگرانى نداریم،///در نتیجه [امروز] شفاعت‌گرانى نداریم،///پس (در این روز سخت) نه شفیعی داریم،///حال هیچ شفیعی نداریم‌///(افسوس که امروز) شفاعت‌کنندگانی برای ما وجود ندارد،///پس نیست ما را شفاعت‌گرانی‌///«پس هیچ گونه شفاعتگرانی نداریم،» quran_en_fa "'Nor a single friend to feel (for us). و نه یک دوست نزدیک و صمیمی،///و نه یک دوست نزدیک و صمیمی،///و ما را دوست مهربانى نیست.///و نه دوست مهربانى///و نه دوستى نزدیک.///و حتى یک دوست صمیمى نداریم.///و نه یک دوست صمیمی (که از ما حمایتی کند).///و نه دوستی مهربان‌///و نه دوست گرم و پرمحبتی!///و نه دوستی مهربان‌///«و نه دوستی خون‌گرم.» quran_en_fa "'Now if we only had a chance of return we shall truly be of those who believe!'" پس ای کاش برای ما بازگشتی [به دنیا] بود تا از مؤمنان می‌شدیم.///پس ای کاش برای ما بازگشتی [به دنیا] بود تا از مؤمنان می‌شدیم.///کاش بار دیگر به دنیا باز گردیم تا از مؤمنان گردیم.///اى کاش ما را برگشتى بود تا از مؤمنان مى‌شدیم///و اى کاش که بازگشتى براى ما بود و از مؤمنان مى‌شدیم.///پس اگر براى ما بازگشتى [به دنیا] بود، از مؤمنان مى‌شدیم.»///ای کاش که بار دیگر (به دنیا) باز می‌گشتیم تا (به خدای یگانه) ایمان می‌آوردیم.///کاش برای ما بازگشتی بود، تا آنگاه از مؤمنان می‌شدیم‌///ای کاش بار دیگر (به دنیا) بازگردیم و از مؤمنان باشیم!»///کاش ما را بازگشتی بودی تا می‌شدیم از مؤمنان‌///«پس کاش (بر فرض محال،) بازگشتی برای ما بود تا بی‌گمان از مؤمنان باشیم؟! ‌» quran_en_fa Verily in this is a Sign but most of them do not believe. بی تردید در این سرگذشت، عبرتی بزرگ وجود دارد، و [قوم ابراهیم] بیشترشان مؤمن نبودند،///بی تردید در این سرگذشت، عبرتی بزرگ وجود دارد، و [قوم ابراهیم] بیشترشان مؤمن نبودند،///در این عبرتى است، و بیشترینشان ایمان نیاوردند.///حقا در این [سرنوشت‌] درس عبرتى است، ولى اکثر آنان مؤمن نبودند///حقا در این [سرگذشت درس‌] عبرتى است و [لى‌] بیشترشان مؤمن نبودند.///به­راستی که در این [سرگذشت] درس عبرت و نشانه‌اى است، و بیشترشان مؤمن نبودند.///همانا در این (ندامت گمراهان) آیت عبرتی (برای دیگران) بود و لیک اکثر مردم باز ایمان نیاوردند.///بی‌گمان در این مایه عبرتی هست، و بیشترینه آنان مؤمن نبودند///در این ماجرا، نشانه (و عبرتی) است؛ ولی بیشتر آنان مؤمن نبودند!///همانا در این است آیتی و نیستند بیشتر ایشان ایمان‌آرندگان‌///همانا در این (سرگذشت) همواره نشانه‌ای است و بیشترشان (از) مؤمنان نبوده‌اند (که یا کافر بودند، و یا قاصر که نه مؤمن و نه کافر بودند). quran_en_fa And verily thy Lord is He, the Exalted in Might, Most Merciful. و یقینا پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهربان است.///و یقینا پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهربان است.///هر آینه پروردگار تو پیروزمند و مهربان است.///و به راستى پروردگار تو شکست ناپذیر مهربان است///و در حقیقت، پروردگار تو همان شکست‌ناپذیر مهربان است.///و همانا پروردگارت شکست­ناپذیر و مهربان است.///و همانا خدای تو خدای بسیار مقتدر و مهربان است.///و همانا پروردگارت پیروزمند مهربان است‌///و پروردگار تو عزیز و رحیم است!///و همانا پروردگار تو او است عزتمند مهربان‌///و به‌راستی، پروردگار تو همواره همان کانون عزت (و) رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa The people of Noah rejected the messengers. قوم نوح پیامبران را تکذیب کردند،///قوم نوح پیامبران را تکذیب کردند،///قوم نوح پیامبران را تکذیب کردند.///قوم نوح، پیامبران را تکذیب کردند///قوم نوح پیامبران را تکذیب کردند.///قوم نوح پیامبران را تکذیب کردند.///قوم نوح هم پیغمبران خدا را تکذیب کردند.///قوم نوح پیامبران را دروغگو می‌انگاشتند///قوم نوح رسولان را تکذیب کردند،///تکذیب کردند قوم نوح فرستادگان را///گروه نوح پیامبران را تکذیب کردند. quran_en_fa Behold, their brother Noah said to them: "Will ye not fear (Allah)? هنگامی که برادرشان نوح به آنان گفت: آیا [از سرانجام شرک و طغیان که خشم و عذاب خداست] نمی‌پرهیزید؟///هنگامی که برادرشان نوح به آنان گفت: آیا [از سرانجام شرک و طغیان که خشم و عذاب خداست] نمی‌پرهیزید؟///آنگاه که برادرشان نوح به آنها گفت: آیا پروا نمى‌کنید؟///آن زمان که برادرشان نوح به آنها گفت: آیا [از خدا] پروا نمى‌کنید///چون برادرشان نوح به آنان گفت: «آیا پروا ندارید؟///زمانى که برادرشان نوح به آنان گفت: «آیا پروا نمى‌کنید؟///هنگامی که مهربان برادرشان نوح آنها را گفت: آیا خدا ترس و متقی نمی‌شوید؟///چنین بود که برادرشان نوح به ایشان گفت آیا [از شرک‌] پروا نمی‌کنید؟///هنگامی که برادرشان نوح به آنان گفت: «آیا تقوا پیشه نمی‌کنید؟!///هنگامی که گفت بدیشان برادرشان نوح چرا پرهیزکاری نکنید///چون برادرشان نوح به آنان گفت: «آیا پروا نمی‌دارید؟» quran_en_fa "I am to you a messenger worthy of all trust: بی تردید من برای شما فرستاده‌ای امینم،///بی تردید من برای شما فرستاده‌ای امینم،///من براى شما پیامبرى امین هستم.///من براى شما فرستاده‌اى امین هستم///من براى شما فرستاده‌اى در خور اعتمادم؛///من براى شما پیامبرى امین هستم.///من برای شما بسیار رسولی امین (و خیر خواهی مشفق) هستم.///من برای شما پیامبر امینی هستم‌///مسلما من برای شما پیامبری امین هستم!///همانا منم برای شما فرستاده‌ای امین‌///«من برای شما همواره فرستاده‌ای در خور اعتمادم.» quran_en_fa "So fear Allah, and obey me. بنابراین از خدا پروا کنید و از من فرمان ببرید،///بنابراین از خدا پروا کنید و از من فرمان ببرید،///از خدا بترسید و از من اطاعت کنید.///پس از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید///از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید،///پس، از خداوند پروا، و از من اطاعت کنید.///پس از خدا بترسید و راه طاعت من پیش گیرید.///پس از خدا پروا و از من پیروی کنید///تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید!///پس بترسید خدا را و مرا فرمان برید///پس از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید.» quran_en_fa "No reward do I ask of you for it: my reward is only from the Lord of the Worlds: و من از شما بر ابلاغ رسالتم هیچ پاداشی نمی‌خواهم، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانیان است،///و من از شما بر ابلاغ رسالتم هیچ پاداشی نمی‌خواهم، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانیان است،///من از شما در برابر هدایت خود مزدى نمى‌طلبم. مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانیان است.///و بر این [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌کنم اجر من جز بر پروردگار جهانیان نیست///و بر این [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌کنم. اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست.///و من براى این [رسالت]، هیچ مزدى از شما درخواست نمى‌کنم، پاداش من تنها بر پروردگار جهانیان است!///و من اجری از شما برای رسالت نمی‌خواهم و چشم پاداش جز به خدای عالم ندارم.///و برای آن از شما پاداشی نمی‌طلبم، پاداش من جز بر پروردگار جهانیان نیست‌///من برای این دعوت، هیچ مزدی از شما نمی‌طلبم؛ اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است!///و نپرسمتان بر آن مزدی نیست مزد من جز بر پروردگار جهانیان‌///«و من از شما هیچ مزدی نمی‌خواهم، و اجر من جز بر (عهده‌ی) پروردگار جهانیان نیست.» quran_en_fa "So fear Allah, and obey me." بنابراین از خدا پروا کنید و از من فرمان ببرید.///بنابراین از خدا پروا کنید و از من فرمان ببرید.///پس، از خدا بترسید و از من اطاعت کنید.///پس از خدا پروا کنید و مرا فرمان برید///پس، از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید.»///پس، از خداوند پروا و از من اطاعت کنید.»///پس از خدا بترسید و راه طاعت من پیش گیرید.///پس از خداوند پروا و از من پیروی کنید///پس، تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید!»///پس بترسید خدا را و مرا فرمان برید///«پس، از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید.» quran_en_fa They said: "Shall we believe in thee when it is the meanest that follow thee?" گفتند: آیا ما به تو ایمان بیاوریم در حالی که فرومایگان از تو پیروی کرده‌اند؟!///گفتند: آیا ما به تو ایمان بیاوریم در حالی که فرومایگان از تو پیروی کرده‌اند؟!///گفتند: آیا به تو ایمان بیاوریم و حال آنکه فرومایگان پیرو تو هستند؟///گفتند: آیا به تو ایمان بیاوریم و حال آن که فرومایگان از تو پیروى کرده‌اند///گفتند: «آیا به تو ایمان بیاوریم و حال آنکه فرومایگان از تو پیروى کرده‌اند؟»///آنان گفتند: «آیا ما به تو ایمان بیاوریم، در حالى که فرومایگان از تو پیروى کرده‌اند؟»///قوم نوح (از کبر و خود پرستی) پاسخ دادند که ما چگونه به تو ایمان آوریم در صورتی که پیروانت معدودی مردم خوار و فرومایه‌اند؟///گفتند آیا به تو ایمان بیاوریم، حال آنکه فرومایگان از تو پیروی می‌کنند///گفتند: «آیا ما به تو ایمان بیاوریم در حالی که افراد پست و بی‌ارزش از تو پیروی کرده‌اند؟!»///گفتند آیا ایمان آوریم برایت و پیرویت کردند فرومایگان‌///گفتند: «آیا برایت (به خدا) ایمان بیاوریم حال آنکه پست‌ترین فرومایگان از تو پیروی کرده‌اند؟» quran_en_fa He said: "And what do I know as to what they do? [نوح] گفت: مرا از آنچه آنان انجام می‌داده‌اند، چه اطلاعی است؟///[نوح] گفت: مرا از آنچه آنان انجام می‌داده‌اند، چه اطلاعی است؟///گفت: دانش من به کارهایى که مى‌کنند نمى‌رسد.///نوح گفت: مرا بدانچه آنها مى‌کردند چه دانشى است/// [نوح‌] گفت: «به [جزئیات‌] آنچه مى‌کرده‌اند چه آگاهى دارم؟///[نوح] گفت: من به عملکرد گذشته‌ی آنان، آگاهى ندارم.///نوح گفت: مرا چه کار که افعال و احوال پیروانم را بدانم (که از طبقه عالی یا دانی‌اند)؟///[نوح‌] گفت من از [حقیقت‌] آنچه ایشان کرده‌اند آگاهی ندارم‌///(نوح) گفت: «من چه می‌دانم آنها چه کاری داشته‌اند!///گفت چه دانائی است مرا بدانچه بودند می‌کردند///(نوح) گفت: «و من چه می‌دانم (که) به آنآنچه می‌کرده‌اند‌؟» quran_en_fa "Their account is only with my Lord, if ye could (but) understand. حسابشان اگر واقعا درک می‌کنید، جز بر عهده پروردگارم نیست،///حسابشان اگر واقعا درک می‌کنید، جز بر عهده پروردگارم نیست،///اگر مى‌فهمید، حسابشان تنها با پروردگار من است.///حسابشان جز بر پروردگار من نیست، اگر مى‌فهمیدید///حسابشان -اگر درمى‌یابید- جز با پروردگارم نیست.///حساب آنان تنها با پروردگار من است، اگر شما بفهمید!///اگر شعور و معرفتی دارید بدانید که حساب کار آنها بر کسی جز خدای من نخواهد بود.///اگر دریابید، حساب ایشان جز بر پروردگار من نیست‌///حساب آنها تنها با پروردگار من است اگر شما می‌فهمیدید!///نیست حسابشان جز بر پروردگار من اگر دریابید///«اگر باریک‌بینی کنید، حسابشان جز بر پروردگارم نیست.» quran_en_fa "I am not one to drive away those who believe. و من طرد کننده مؤمنان نخواهم بود،///و من طرد کننده مؤمنان نخواهم بود،///و من مؤمنان را طرد نمى‌کنم.///و من طرد کننده‌ى مؤمنان نیستم///و من طردکننده مؤمنان نیستم.///و من مؤمنان را از خود نمى‌رانم.///و من هرگز مؤمنان به حق را (هر چند فقیر باشند) از خود نرانم.///و من طردکننده مؤمنان نیستم‌///و من هرگز مؤمنان را طرد نخواهم کرد.///و نیستم من دورکننده مؤمنان‌///«و من هرگز طرد‌کننده‌ی مؤمنان نیستم.» quran_en_fa "I am sent only to warn plainly in public." من جز بیم دهنده‌ای آشکار نیستم.///من جز بیم دهنده‌ای آشکار نیستم.///جز بیم‌دهنده‌اى آشکار نیستم.///من صرفا هشدار دهنده‌اى آشکار هستم///من جز هشداردهنده‌اى آشکار [بیش‌] نیستم.»///من تنها هشداردهنده‌اى روشنگرم!»///من جز آنکه مردم را اندرز کنم و از خدا بترسانم وظیفه‌ای ندارم.///من جز هشداردهنده‌ای روشنگر نیستم‌///من تنها انذارکننده‌ای آشکارم.»///نیستم من جز ترساننده آشکار///«من جز هشداردهنده‌ی آشکارگری (بیش) نیستم.» quran_en_fa They said: "If thou desist not, O Noah! thou shalt be stoned (to death)." گفتند: ای نوح! اگر [از ابلاغ دین] باز نایستی، یقینا از سنگسار شدگان خواهی بود!///گفتند: ای نوح! اگر [از ابلاغ دین] باز نایستی، یقینا از سنگسار شدگان خواهی بود!///گفتند: اى نوح، اگر بس نکنى، سنگسار مى‌شوى.///گفتند: اى نوح! اگر دست برندارى، قطعا از جمله سنگسار شدگان خواهى شد///گفتند: «اى نوح، اگر دست برندارى قطعا از [جمله‌] سنگسارشدگان خواهى بود.»///گفتند: «اى نوح! اگر دست برندارى، قطعا سنگسار خواهى شد.»///باز قوم نوح گفتند: ای نوح، اگر ترک این سخنان نگویی سخت سنگسار می‌شوی.///گفتند ای نوح اگر دست برنداری از سنگسار شدگان خواهی شد///گفتند: «ای نوح! اگر (از حرفهایت) دست برنداری، سنگباران خواهی شد!»///گفتند اگر دست برنداری ای نوح هرآینه بشوی از سنگسارشدگان‌///گفتند: «ای نوح! همانا اگر (به دعوتت‌) پایان ندهی بی‌گمان و بی‌چون از سنگسارشدگان خواهی بود.» quran_en_fa He said: "O my Lord! truly my people have rejected me. گفت: پروردگارا! همانا قوم من مرا تکذیب کردند،///گفت: پروردگارا! همانا قوم من مرا تکذیب کردند،///گفت: اى پروردگار من، قوم من مرا تکذیب مى‌کنند.///گفت: پروردگارا! قوم من مرا تکذیب کردند///گفت: «پروردگارا، قوم من مرا تکذیب کردند؛///[نوح] گفت: «پروردگارا! همانا قوم من، مرا تکذیب کردند.///نوح گفت: پروردگارا، قوم من سخت مرا تکذیب کردند.///[نوح‌] گفت پروردگارا قوم من مرا دروغگو انگاشتند///گفت: «پروردگارا! قوم من، مرا تکذیب کردند!///گفت پروردگارا همانا قومم تکذیبم کردند///گفت: «پروردگارم! قوم من همواره مرا تکذیب کردند.» quran_en_fa "Judge Thou, then, between me and them openly, and deliver me and those of the Believers who are with me." پس میان من و آنان چنانکه سزاوار است داوری کن و من و کسانی که از مؤمنان با من هستند از چنگ آنان نجات ده.///پس میان من و آنان چنانکه سزاوار است داوری کن و من و کسانی که از مؤمنان با من هستند از چنگ آنان نجات ده.///میان من و آنها راهى برگشاى و مرا و مؤمنان همراه مرا رهایى بخش.///پس میان من و آنها فیصله ده، و من و مؤمنان همراه مرا نجات بخش///میان من و آنان فیصله ده، و من و هر کس از مؤمنان را که با من است نجات بخش.»///پس میان من و آنان راه روشنى بگشا! و مرا و هر کس را که با من است، [از شر کافران] نجات بده!»///پس بین من و آنها حکم فرما و به ما گشایشی عطا کن، و من و مؤمنانی که با من همراهند از شر قوم نجات ده.///پس در میان من و ایشان، چنانکه باید و شاید، داوری کن و مرا و همراهان مؤمنم را رهایی ده‌///اکنون میان من و آنها جدایی بیفکن؛ و مرا و مؤمنانی را که با من هستند رهایی بخش!»///پس بگشای میان من و ایشان گشایشی و برهانم و آنان را که با منند از مؤمنان‌///«پس میان من و آنان راهکاری [: چاره‌ای] بگشای و من و هر آن کس از مؤمنان را که با من‌اند نجات بخش.» quran_en_fa So We delivered him and those with him, in the Ark filled (with all creatures). پس او و کسانی را که با او در آن کشتی مملو [از سرنشینان، جنبندگان، متاع و ابزار] بود نجات دادیم،///پس او و کسانی را که با او در آن کشتی مملو [از سرنشینان، جنبندگان، متاع و ابزار] بود نجات دادیم،///او و همراهانش را در آن کشتى انباشته، نجات دادیم.///پس او و هر که را در آن کشتى پر شده با او بود نجات دادیم///پس او و هر که را در آن کشتى آکنده با او بود، رهانیدیم؛///پس ما نوح و هر کس را که در آن کشتى گران‌بار، با او بود، نجات دادیم.///ما هم او را با همه آنان که در آن کشتی انبوه در آمدند به ساحل سلامت رساندیم.///آنگاه او و همراهانش را در کشتی پر و گرانبار رهایی دادیم‌///ما، او و کسانی را که با او بودند، در آن کشتی که پر (از انسان و انواع حیوانات) بود، رهایی بخشیدیم!///پس رهانیدیمش و آنان که با او بودند در کشتی پرشده‌ای‌///پس او و هر که را در آن کشتی آکنده با او بودند، رهانیدیم. quran_en_fa Thereafter We drowned those who remained behind. آن گاه بعد از آن، همه باقی ماندگان را غرق کردیم.///آن گاه بعد از آن، همه باقی ماندگان را غرق کردیم.///و باقى را غرقه کردیم.///سپس بعد از آنها بازماندگان را غرق کردیم///آنگاه باقى‌ماندگان را غرق کردیم.///سپس باقی‌ماندگان را غرق کردیم.///آن‌گاه باقی آن قوم سرکش را پس از نجات نوح و مؤمنان به دریا غرق کردیم.///سپس بازماندگان را غرقه ساختیم‌///سپس بقیه را غرق کردیم!///سپس غرق کردیم پس از این بازماندگان را///سپس باقی‌ماندگان را غرق کردیم. quran_en_fa Verily in this is a Sign: but most of them do not believe. بی تردید در این سرگذشت، عبرتی بزرگ وجود دارد، و [قوم نوح] بیشترشان مؤمن نبودند،///بی تردید در این سرگذشت، عبرتی بزرگ وجود دارد، و [قوم نوح] بیشترشان مؤمن نبودند،///هرآینه در این عبرتى است، و بیشترینشان ایمان نیاوردند.///قطعا در این [ماجرا] درس عبرتى بود ولى اکثرشان مؤمن نبودند///قطعا در این [ماجرا درس‌] عبرتى بود، و [لى‌] بیشترشان ایمان‌آورنده نبودند.///البته در این [ماجرا]، نشانه‌ى بزرگى است؛ و [قوم نوح] بیشترشان مؤمن نبودند.///همانا در این (نجات مؤمنان و هلاک کافران قوم نوح) آیت عبرتی است، و اکثرشان ایمان نیاوردند.///بی‌گمان در این مایه عبرتی هست، و بیشترینه آنان مؤمن نبودند///در این ماجرا نشانه روشنی است؛ اما بیشتر آنان مؤمن نبودند.///همانا در این است آیتی و نیستند بیشترشان مؤمنان‌///همانا در این (ماجرا) همواره نشانه‌ی بزرگی است، و بیشترشان ایمان‌آورندگان نبوده‌اند. quran_en_fa And verily thy Lord is He, the Exalted in Might, Most Merciful. و یقینا پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهربان است.///و یقینا پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهربان است.///هرآینه پروردگار تو پیروزمند و مهربان است.///و همانا پروردگار توست که تواناى مهربان است///و در حقیقت، پروردگار تو همان شکست‌ناپذیر مهربان است.///و همانا پروردگارت شکست­ناپذیر و مهربان است.///و همانا خدای تو خدای بسیار مقتدر و مهربان است.///و همانا پروردگارت پیروزمند مهربان است‌///و پروردگار تو عزیز و رحیم است.///و همانا پروردگار تو است عزتمند مهربان‌///و بی‌گمان پروردگارت به‌راستی همان کانون عزت (و) رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa The 'Ad (people) rejected the messengers. قوم عاد پیامبران را تکذیب کردند،///قوم عاد پیامبران را تکذیب کردند،///قوم عاد پیامبران را تکذیب کردند.///عادیان پیامبران را تکذیب کردند///عادیان، پیامبران [خدا] را تکذیب کردند.///قوم عاد [نیز] پیامبران را تکذیب کردند.///قوم عاد نیز رسولان خدا را تکذیب کردند.///قوم عاد پیامبران را دروغگو انگاشتند///قوم عاد (نیز) رسولان (خدا) را تکذیب کردند،///تکذیب کردند عاد فرستادگان را///عادیان، پیامبران را تکذیب کردند. quran_en_fa Behold, their brother Hud said to them: "Will ye not fear (Allah)? هنگامی که برادرشان هود به آنان گفت: آیا [از سرانجام شرک و طغیان که خشم و عذاب خداست] نمی‌پرهیزید؟///هنگامی که برادرشان هود به آنان گفت: آیا [از سرانجام شرک و طغیان که خشم و عذاب خداست] نمی‌پرهیزید؟///آنگاه که برادرشان هود گفت: آیا پروا نمى‌کنید؟///آن‌گاه که برادرشان هود به آنها گفت: آیا [از خدا] پروا نمى‌دارید///آنگاه که برادرشان هود به آنان گفت: «آیا پروا ندارید؟///آن‌گاه که برادرشان هود، به آنان گفت: «آیا پروا نمى‌کنید؟///هنگامی که مهربان برادرشان هود به آنها گفت: آیا متقی و خدا ترس نمی‌شوید؟///چنین بود که برادرشان هود به آنان گفت آیا [از شرک‌] پروا نمی‌کنید؟///هنگامی که برادرشان هود گفت: «آیا تقوا پیشه نمی‌کنید؟!///هنگامی که گفت بدیشان برادرشان هود چرا پرهیزکاری نکنید///چون برادرشان هود برایشان گفت: «آیا پروا نمی‌دارید؟» quran_en_fa "I am to you a messenger worthy of all trust: بی تردید من برای شما فرستاده‌ای امینم،///بی تردید من برای شما فرستاده‌ای امینم،///من براى شما پیامبرى امین هستم.///من براى شما فرستاده‌اى امین هستم///من براى شما فرستاده‌اى در خور اعتمادم.///من براى شما پیامبرى امین هستم.///من برای شما پیغمبری بسیار (خیر خواه و) امینم.///من برای شما پیامبری امینم‌///مسلما من برای شما پیامبری امین هستم.///همانا منم برای شما فرستاده امین‌///«من به‌راستی برایتان فرستاده‌ای در خور اعتمادم.» quran_en_fa "So fear Allah and obey me. بنابراین از خدا پروا کنید و از من فرمان ببرید،///بنابراین از خدا پروا کنید و از من فرمان ببرید،///از خدا بترسید و از من اطاعت کنید.///پس از خدا پروا کنید و مرا فرمان برید///از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید.///پس، از خداوند پروا و از من اطاعت کنید.///پس از خدا بترسید و راه اطاعت من پیش گیرید.///پس از خداوند پروا و از من پیروی کنید///پس تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید!///پس بترسید از خدا و مرا فرمان برید///«پس از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید.» quran_en_fa "No reward do I ask of you for it: my reward is only from the Lord of the Worlds. و من از شما بر ابلاغ رسالتم هیچ پاداشی نمی‌خواهم، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانیان است،///و من از شما بر ابلاغ رسالتم هیچ پاداشی نمی‌خواهم، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانیان است،///من از شما در برابر هدایت خود مزدى نمى‌طلبم. مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانیان است.///و بر این [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌کنم، اجر من جز بر پروردگار جهانیان نیست///و بر این [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌کنم. اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست.///و من براى این [رسالت]، هیچ مزدى از شما درخواست نمى‌کنم، پاداش من تنها بر پروردگار جهانیان است!///و من از شما اجری برای رسالت نمی‌خواهم و چشم پاداش جز به خدای عالم ندارم.///و برای آن از شما پاداشی نمی‌طلبم، پاداش من جز بر پروردگار جهانیان نیست‌///من در برابر این دعوت، هیچ اجر و پاداشی از شما نمی‌طلبم؛ اجر و پاداش من تنها بر پروردگار عالمیان است.///و نپرسمتان بر آن پاداشی نیست مزدم مگر بر پروردگار جهانیان‌///«و بر این (رسالت) هیچ اجری از شما نمی‌خواهم. اجر من جز بر (عهده‌ی) پروردگار جهانیان نیست.» quran_en_fa "Do ye build a landmark on every high place to amuse yourselves? آیا شما بر روی هر مکان بلندی به بیهوده کاری و بدون نیاز، برجی عظیم و برافراشته بنا می‌کنید؟///آیا شما بر روی هر مکان بلندی به بیهوده کاری و بدون نیاز، برجی عظیم و برافراشته بنا می‌کنید؟///آیا بر فراز هر بلندى به بیهودگى برجى برمى‌آورید؟///آیا بر هر بلندى [بنا و] نشانه‌اى از سر بازیچه مى‌سازید///آیا بر هر تپه‌اى بنایى مى‌سازید که [در آن‌] دست به بیهوده‌کارى زنید؟///آیا از سر هوا و هوس، بر هر بلندى، برجى برافراشته مى‌سازید؟///آیا بنا می‌کنید به هر سرزمین مرتفع عمارت و کاخ برای آنکه به بازی عالم سرگرم شوید (و از یاد خدا غافل مانید).///آیا در هر بلندی بنایی از سر بازیچه می‌سازید///آیا شما بر هر مکان مرتفعی نشانه‌ای از روی هوا و هوس می‌سازید؟!///آیا بنیاد می‌نهید به هر پشته‌ای نشانی بیهده بازی کنید///«آیا بر هر تپه‌ای زیبا و رعنا نشانه‌ا‌ی (برای قدرت و رفاهیت) می‌سازید که (بر این سازمان و در آن) دست به بیهوده‌کاری و بازی بزنید؟» quran_en_fa "And do ye get for yourselves fine buildings in the hope of living therein (for ever)? و قلعه‌ها و کاخ‌های استوار و مجلل برمی گیرید، که شاید جاودانه بمانید؟///و قلعه‌ها و کاخ‌های استوار و مجلل برمی گیرید، که شاید جاودانه بمانید؟///و بدین پندار که همواره زنده‌اید کوشکهایى بنا مى‌کنید؟///و کاخ‌هاى استوار مى‌گیرید که گویا همیشه خواهید ماند///و کاخهاى استوار مى‌گیرید به امید آنکه جاودانه بمانید؟///و کاخ‌هاى استوار مى‌گیرید، به امید آنکه جاودانه بمانید؟///و عمارتهای محکم بنا می‌کنید به امید آنکه در آن عمارات عمر ابد کنید؟///و کوشکها [ی استوار] می‌سازید به امید آنکه جاویدان بمانید؟///و قصرها و قلعه‌های زیبا و محکم بنا می‌کنید شاید در دنیا جاودانه بمانید؟!///و برگیرید کوشکهائی شاید شما جاودان مانید///«و سازمان‌هایی استوار بر می‌گیرید شاید (بیشتر) بمانید؟» quran_en_fa "And when ye exert your strong hand, do ye do it like men of absolute power? و چون کسی را با شدت و قهر می‌گیرید ظالمانه و زورمدارانه می‌گیرید [بدون اینکه در عاقبت کار بیندیشید.]///و چون کسی را با شدت و قهر می‌گیرید ظالمانه و زورمدارانه می‌گیرید [بدون اینکه در عاقبت کار بیندیشید.]///و چون انتقام گیرید چون جباران انتقام مى‌گیرید؟///و وقتى کسى را عقوبت مى‌کنید جبارانه عقوبت مى‌کنید///و چون حمله‌ور مى‌شوید [چون‌] زورگویان حمله‌ور مى‌شوید؟///و هرگاه کسى را کیفر مى‌دهید، همچون زورگویان کیفر مى‌دهید؟///و چون (به ظلم و بیداد خلق) دست گشایید کمال قساوت و خشم کار بندید؟///و چون دست گشایید همچون زورگویان دست گشایید///و هنگامی که کسی را مجازات می‌کنید همچون جباران کیفر می‌دهید!///و هر گاه خشمگین شوید خشمگین شوید ستمگرانه‌///«و هنگامی که حمله‌ور می‌شوید در حال زورگویی حمله‌ور می‌شوید؟» quran_en_fa "Now fear Allah, and obey me. بنابراین از خدا پروا کنید واز من فرمان ببرید،///بنابراین از خدا پروا کنید واز من فرمان ببرید،///پس، از خدا بترسید و از من اطاعت کنید.///پس از خدا پروا دارید و مرا فرمان برید///پس، از خدا پروا دارید و فرمانم ببرید.///پس، از خداوند پروا و از من اطاعت کنید.///پس از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید.///پس از خداوند پروا و از من پیروی کنید///پس تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید!///پس بترسید خدا را و مرا فرمان برید///«پس، از خدا پروا بدارید و فرمانم ببرید.» quran_en_fa "Yea, fear Him Who has bestowed on you freely all that ye know. واز کسی که شما را به وسیله آنچه خود می‌دانید یاری داده، پروا کنید،///واز کسی که شما را به وسیله آنچه خود می‌دانید یاری داده، پروا کنید،///و بترسید از آن خدایى که آنچه را که مى‌دانید، به شما عطا کرده است.///و بترسید از آن کس که شما را با آنچه [خود] مى‌دانید یارى داد///و از آن کس که شما را به آنچه مى‌دانید مدد کرد پروا دارید:///و از کسى که شما را به وسیله آنچه مى‌دانید، یاورى کرد، پروا کنید.///و بترسید از آن خدایی که شما را به آنچه خود می‌دانید مدد و قوت بخشید.///و از کسی که شما را به آنچه می‌دانید یاری‌تان داد، پروا کنید///و از (نافرمانی) خدایی بپرهیزید که شما را به نعمتهایی که می‌دانید امداد کرده؛///و بترسید آن را که یاری کرده است شما را بدانچه می‌دانید///«و از کسی که شما را به آنچه می‌دانید مدد کرد پروا بدارید؛» quran_en_fa "Freely has He bestowed on you cattle and sons,- به وسیله چهارپایان و فرزندانی، به شما یاری داده است.///به وسیله چهارپایان و فرزندانی، به شما یاری داده است.///و به شما چارپایان و فرزندان ارزانى داشته است،///شما را به دادن چهارپایان و پسران مدد کرد///شما را به [دادن‌] دامها و پسران مدد کرد،///[خداوند] با چارپایان و فرزندان، به شما یارى داده است،///مدد بخشید شما را به خلق چهار پایان و فرزندان.///شما را با [بخشیدن‌] چارپایان و پسران یاری داد///شما را به چهارپایان و نیز پسران (لایق و برومند) امداد فرموده؛///کمک کرده است شما را به دامها و فرزندان‌///«(کسی را که) با دام‌ها و پسران، شما را مدد و گشایش داد،» quran_en_fa "And Gardens and Springs. و [به وسیله] بوستان‌ها و چشمه سارها،///و [به وسیله] بوستان‌ها و چشمه سارها،///و باغها و چشمه‌ساران.///و به باغ‌ها و چشمه‌ساران///و به [دادن‌] باغها و چشمه‌ساران؛///و [با] باغ‌ها و چشمه‌ساران.///و نیز مدد بخشید شما را به ایجاد باغها و چشمه‌های آب.///و نیز باغها و چشمه‌سارها///همچنین به باغها و چشمه‌ها!///و باغها و چشمه‌سارها///«و باغستان‌هایی سردرهم و چشمه‌سارانی (به شما داد).» quran_en_fa "Truly I fear for you the Penalty of a Great Day." بی تردید من بر شما از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم.///بی تردید من بر شما از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم.///من از عذاب روزى بزرگ بر شما بیمناکم.///من از عذاب روزى هولناک بر شما مى‌ترسم///من از عذاب روزى هولناک بر شما مى‌ترسم.///من از عذاب روزى بزرگ بر شما بیمناکم.»///همانا من از عذاب روز بزرگ قیامت بر شما می‌ترسم.///من از عذاب روزی سهمگین بر شما بیمناکم‌///(اگر کفران کنید،) من بر شما از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم!»///همانا می‌ترسم بر شما از عذاب روزی بزرگ‌///«من همواره از عذاب روزی بزرگ بر شما می‌ترسم.» quran_en_fa They said: "It is the same to us whether thou admonish us or be not among (our) admonishers! گفتند: تو پند و اندرز دهی یا ندهی برای ما یکسان است!!///گفتند: تو پند و اندرز دهی یا ندهی برای ما یکسان است!!///گفتند: براى ما یکسان است که ما را اندرز دهى یا اندرز ندهى.///گفتند: براى ما یکسان است، خواه ما را اندرز دهى یا اندرز ندهى، [ایمان نخواهیم آورد]///گفتند: «خواه اندرز دهى و خواه از اندرزدهندگان نباشى براى ما یکسان است.///[قوم عاد] گفتند: «براى ما یکسان است که ما را اندرز دهى، یا اندرز ندهى.///گفتند: تو این همه وعظ و نصیحت کنی یا هیچ نکنی به حال ما یکسان است.///گفتند برای ما یکسان است چه پند دهی، چه از پنددهندگان نباشی‌///آنها [= قوم عاد] گفتند: «برای ما تفاوت نمی‌کند، چه ما را انذار کنی یا نکنی؛ (بیهوده خود را خسته مکن)!///گفتند یکسان است بر ما چه اندرز دهی یا نباشی از اندرزگویان‌///گفتند: «خواه اندرز (مان) دهی، خواه از اندرزدهندگان نباشی، برایمان یکسان است.» quran_en_fa "This is no other than a customary device of the ancients, این [پند و اندرزها و تقسیم امور به حلال و حرام] جز شیوه پیشینیان [که اهل واپس گرایی و خرافات بودند] نیست،///این [پند و اندرزها و تقسیم امور به حلال و حرام] جز شیوه پیشینیان [که اهل واپس گرایی و خرافات بودند] نیست،///اینها جز همان دروغ و نیرنگ پیشینیان نیست.///[گفتند] این جز شیوه‌ى پیشینیان نیست///این جز شیوه پیشینیان نیست.///این، جز شیوه‌ی پیشینیان نیست.///این (مسأله حیات و موت کار طبیعت و خوی جهان و) سرنوشت همه پیشینیان است.///این جز شیوه پیشینیان نیست‌///این همان روش (و افسانه‌های) پیشینیان است!///نیست این مگر این خوی پیشینیان‌///«این جز شیوه و اخلاق پیشینیان نیست.» quran_en_fa "And we are not the ones to receive Pains and Penalties!" و ما گرفتار عذابی [که تو ما را از آن بیم می‌دهی] نخواهیم شد.///و ما گرفتار عذابی [که تو ما را از آن بیم می‌دهی] نخواهیم شد.///و ما عذاب نخواهیم شد.///و ما عذاب نخواهیم شد///و ما عذاب نخواهیم شد.»///و ما عذاب نخواهیم شد.»///و ما هرگز (پس از مرگ دیگر زنده نمی‌شویم و هرگز قیامت و ثواب و) عقابی نخواهیم داشت.///و ما از عذاب شوندگان نیستیم‌///و ما هرگز مجازات نخواهیم شد!»///و نیستیم ما عذاب‌شدگان‌///«و ما عذاب‌شوندگان نیستیم.» quran_en_fa So they rejected him, and We destroyed them. Verily in this is a Sign: but most of them do not believe. پس او را تکذیب کردند، و در نتیجه هلاکشان کردیم. بی تردید در این سرگذشت عبرتی بزرگ وجود دارد و [قوم هود] بیشترشان مؤمن نبودند،///پس او را تکذیب کردند، و در نتیجه هلاکشان کردیم. بی تردید در این سرگذشت عبرتی بزرگ وجود دارد و [قوم هود] بیشترشان مؤمن نبودند،///پس تکذیبش کردند و ما آنان را هلاک کردیم. هرآینه در این عبرتى است، و بیشترینشان ایمان نیاوردند.///پس تکذیبش کردند و هلاکشان کردیم. قطعا در این [ماجرا] درس عبرتى است و اکثر آنان مؤمن نبودند///پس تکذیبش کردند و هلاکشان کردیم. قطعا در این [ماجرا درس‌] عبرتى بود، و [لى‌] بیشترشان ایمان‌آورنده نبودند.///پس هود را تکذیب کردند. آن‌گاه ما آنان را نابود کردیم. البته در این [داستان]، بى‌شک نشانه‌ى بزرگى است، و [قوم عاد،] بیشترشان مؤمن نبودند.///الغرض، رسول حق را تکذیب کردند و ما هم آنان را هلاک گردانیدیم، همانا در این (هلاک قوم عاد) آیت عبرتی است، و بیشتر آنها ایمان نیاوردند.///بدین‌سان او را دروغگو انگاشتند، آنگاه آنان را نابود کردیم، بی‌گمان در این مایه عبرتی هست، و بیشترینه آنان مؤمن نبودند///آنان هود را تکذیب کردند، ما هم نابودشان کردیم؛ و در این، آیت و نشانه‌ای است (برای آگاهان)؛ ولی بیشتر آنان مؤمن نبودند!///پس تکذیبش کردند پس نابودشان ساختیم همانا در این است آیتی و نیستند بیشترشان مؤمنان‌///پس همواره تکذیبش کردند. پس هلاکشان کردیم. همانا در این (جریان) بی‌گمان نشانه‌ی بزرگی است و بیشترشان ایمان‌آورندگان نبوده‌اند. quran_en_fa And verily thy Lord is He, the Exalted in Might, Most Merciful. و یقینا پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهربان است.///و یقینا پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهربان است.///هرآینه پروردگار تو پیروزمند و مهربان است.///و به راستى پروردگار تو تواناى مهربان است///و در حقیقت، پروردگار تو همان شکست‌ناپذیر مهربان است.///و همانا پروردگارت شکست­ناپذیر و مهربان است.///و همانا خدای تو بسیار مقتدر و مهربان است.///و همانا پروردگارت پیروزمند مهربان است‌///و پروردگار تو عزیز و رحیم است!///و همانا پروردگار تو است عزتمند مهربان‌///و به‌راستی، پروردگارت همواره (همان) کانون عزت (و) رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa The Thamud (people) rejected the messengers. قوم ثمود پیامبران را تکذیب کردند،///قوم ثمود پیامبران را تکذیب کردند،///قوم ثمود پیامبران را تکذیب کردند.///ثمودیان پیامبران را تکذیب کردند///ثمودیان، پیامبران [خدا] را تکذیب کردند؛///قوم ثمود [نیز] پیامبران را تکذیب کردند.///قوم ثمود نیز رسولان خدا را تکذیب کردند.///قوم ثمود [هم‌] پیامبران را دروغگو انگاشتند///قوم ثمود رسولان (خدا) را تکذیب کردند،///تکذیب کردند ثمود فرستادگان را///ثمودیان، پیامبران را تکذیب کردند. quran_en_fa Behold, their brother Salih said to them: "Will you not fear (Allah)? هنگامی که برادرشان صالح به آنان گفت: آیا [از سرانجام شرک و طغیان که خشم و عذاب خداست] نمی‌پرهیزید؟///هنگامی که برادرشان صالح به آنان گفت: آیا [از سرانجام شرک و طغیان که خشم و عذاب خداست] نمی‌پرهیزید؟///آنگاه که برادرشان صالح گفت: آیا پروا نمى‌کنید؟///آن‌گاه که برادرشان صالح به آنها گفت: آیا [از خدا] پروا نمى‌کنید///آنگاه که برادرشان صالح به آنان گفت: «آیا پروا ندارید؟///آن‌گاه که برادرشان صالح به آنان گفت: «آیا پروا نمى‌کنید؟///هنگامی که مهربان برادرشان صالح به آنها گفت: آیا متقی و خدا ترس نمی‌شوید؟///چنین بود که برادرشان صالح به آنان گفت آیا [از شرک‌] پروا نمی‌کنید؟///هنگامی که صالح به آنان گفت: «آیا تقوا پیشه نمی‌کنید؟!///هنگامی که گفت بدیشان برادرشان صالح چرا پرهیز نکنید///چون برادرشان صالح به آنان گفت: «آیا پروا نمی‌دارید؟» quran_en_fa "I am to you a messenger worthy of all trust. بی تردید من برای شما فرستاده‌ای امینم،///بی تردید من برای شما فرستاده‌ای امینم،///من براى شما پیامبرى امین هستم.///من براى شما فرستاده‌اى امین هستم///من براى شما فرستاده‌اى در خور اعتمادم.///من براى شما پیامبرى امین هستم.///من برای شما پیغمبری بسیار امین (و خیر خواه) هستم.///من برای شما پیامبری امینم‌///من برای شما پیامبری امین هستم!///همانا منم برای شما فرستاده امین‌///«من همواره برای شما فرستاده‌ای در خور اعتمادم.» quran_en_fa "So fear Allah, and obey me. بنابراین از خدا پروا کنید و از من فرمان ببرید،///بنابراین از خدا پروا کنید و از من فرمان ببرید،///از خدا بترسید و از من اطاعت کنید.///پس از خدا پروا کنید و از من فرمان برید///از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید.///پس، از خداوند پروا و از من اطاعت کنید.///پس از خدا بترسید و راه طاعت من پیش گیرید.///پس از خداوند پروا و از من پیروی کنید///پس تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید!///پس پرهیز کنید خدا را و مرا فرمان برید///«پس از خدا پروا بدارید و فرمانم ببرید.» quran_en_fa "No reward do I ask of you for it: my reward is only from the Lord of the Worlds. و من از شما بر ابلاغ رسالتم هیچ پاداشی نمی‌خواهم، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانیان است،///و من از شما بر ابلاغ رسالتم هیچ پاداشی نمی‌خواهم، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانیان است،///من از شما در برابر هدایت خود مزدى نمى‌طلبم. مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانیان است.///و بر این [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌کنم، اجر من جز بر پروردگار جهانیان نیست///و بر این [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌کنم. اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست.///و من براى این [رسالت]، هیچ مزدى از شما درخواست نمى‌کنم، پاداش من تنها بر پروردگار جهانیان است!///و من اجری از شما برای رسالت نمی‌خواهم و چشم پاداش جز به خدای عالم ندارم.///و برای آن از شما پاداشی نمی‌طلبم، پاداش من جز بر پروردگار جهانیان نیست‌///من در برابر این دعوت، اجر و پاداشی از شما نمی‌طلبم؛ اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است!///و پرسش نکنم شما را بر آن مزدی نیست مزد من مگر بر پروردگار جهانیان‌///«و (من) بر این (رسالت) هیچ اجری از شما نمی‌خواهم. اجر من جز بر عهده‌ی پروردگار جهانیان نیست.» quran_en_fa "Will ye be left secure, in (the enjoyment of) all that ye have here?- آیا شما را در آنچه در این دنیا [از نعمت و رفاه هست] ایمن و آسوده [از تغییر و زوال] رهایتان خواهند کرد؟!///آیا شما را در آنچه در این دنیا [از نعمت و رفاه هست] ایمن و آسوده [از تغییر و زوال] رهایتان خواهند کرد؟!///آیا پندارید که شما را در این نعمتها، ایمن رها مى‌کنند؟///آیا [مى‌پندارید که‌] شما را در این نعمت‌هایى که این جاست آسوده رها مى‌کنند///آیا شما را در آنچه اینجا دارید آسوده رها مى‌کنند؟///آیا [مى‌پندارید] در آنچه در این دنیا دارید، با ایمنی، رها خواهید شد؟///آیا (تصور می‌کنید که تا ابد) ایمن از مرگ در این ناز و نعمت دنیا خواهید ماند؟///آیا شما را به حالتی که در اینجا هست در امن و امان رها می‌کنند؟///آیا شما تصور می‌کنید همیشه در نهایت امنیت در نعمتهایی که اینجاست می‌مانید،///آیا رها می‌شوید در آنچه اینجا است آرمیدگان‌///«آیا شما در آنچه همین‌جاست به امن و امان رها می‌شوید؟» quran_en_fa "Gardens and Springs, در بوستان‌ها و چشمه سارها،///در بوستان‌ها و چشمه سارها،///در باغها و چشمه‌سارها؟///در این باغ‌ها و چشمه ساران///در باغها و در کنار چشمه‌ساران،///در باغ‌ها و چشمه‌ها؟///(گمان دارید) در این باغهای باصفا و چشمه‌های آب گوارا،///در باغها و چشمه‌سارها///در این باغها و چشمه‌ها،///در باغها و چشمه‌سارها///«در باغ‌هایی سردرهم و چشمه‌سارهایی،» quran_en_fa "And corn-fields and date-palms with spathes near breaking (with the weight of fruit)? و کشتزارها و درختان خرمایی که شکوفه هایشان انبوه و باطراوت و لطیف است؟///و کشتزارها و درختان خرمایی که شکوفه هایشان انبوه و باطراوت و لطیف است؟///و کشتزارها و نخلها با آن شکوفه‌هاى نرم و لطیف؟///و کشتزارها و نخل‌ها که میوه‌هایشان لطیف است///و کشتزارها و خرمابنانى که شکوفه‌هایشان لطیف است؟///و کشت‌زارها و نخل‌هایى که شکوفه‌اش لطیف و [شاخه‌هایش] بر هم نشسته است.///و مزارع و کشتزار و نخل و آن شکوفه‌های لطیف و زیبایش (همیشه زنده‌اید).///و کشتزارها و خرمابنانی که بار و بر آنها لطیف است‌///در این زراعتها و نخلهایی که میوه‌هایش شیرین و رسیده است؟!///و کشتزارها و نخلستانهائی که شکوفه آنها است رسیده (یا گوارا)///«و کشتزارهایی و خرماهایی (که) دستاوردهایشان لطیف (و) زود هضم است‌؟» quran_en_fa "And ye carve houses out of (rocky) mountains with great skill. و ماهرانه و هنرمندانه از کوه‌ها خانه هایی می‌تراشید؟ [به امید آنکه از هر آسیبی حتی مرگ در امان بمانید!!]///و ماهرانه و هنرمندانه از کوه‌ها خانه هایی می‌تراشید؟ [به امید آنکه از هر آسیبی حتی مرگ در امان بمانید!!]///و شادمانه در کوه‌ها خانه‌هایى مى‌تراشید؟///و براى خود از کوه‌ها ماهرانه و سرمستانه خانه‌هایى مى‌تراشید///و هنرمندانه براى خود از کوهها خانه‌هایى مى‌تراشید.///و شما از کوه‌ها، خانه‌هایى براى خوشگذرانى مى‌تراشید.///و خیال می‌کنید دائم در این عماراتی که در کوهستان (و ییلاقات) با کمال دقت بنا کرده‌اید به آسایش تعیش می‌کنید؟///و از کوهها، ماهرانه [برای خود] خانه‌هایی می‌تراشید///و از کوه‌ها خانه‌هایی می‌تراشید، و در آن به عیش و نوش می‌پردازید!///و می‌تراشید از کوه‌ها خانه‌هائی کامرانان‌///«و در حال فرح و آسایش برای خود از کوه‌ها خانه‌هایی می‌تراشید.» quran_en_fa "But fear Allah and obey me; بنابراین از خدا پروا کنید و مرا فرمان ببرید،///بنابراین از خدا پروا کنید و مرا فرمان ببرید،///پس، از خدا بترسید و از من اطاعت کنید.///پس از خدا پروا کنید و از من فرمان برید///از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید.///پس، از خداوند پروا و از من اطاعت کنید.///پس از خدا بترسید و راه اطاعت من پیش گیرید.///پس از خداوند پروا و از من پیروی کنید///پس از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید!///پس بترسید خدا را و فرمانم برید///«پس از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید.» quran_en_fa "And follow not the bidding of those who are extravagant,- و از فرمان اسراف گران اطاعت نکنید،///و از فرمان اسراف گران اطاعت نکنید،///و فرمان این اسرافکاران را مپذیرید:///و فرمان مسرفان را اطاعت نکنید///و فرمان افراطگران را پیروى مکنید:///و از فرمان اسرافکاران پیروى نکنید،///و از رفتار رؤسای مسرف و ستمگر پیروی نکنید.///و از فرمان گزافکاران اطاعت مکنید///و فرمان مسرفان را اطاعت نکنید!///و اطاعت نکنید از دستور اسراف‌کنندگان‌///«و کار و فرمان افراط‌گران را پیروی مکنید.» quran_en_fa "Who make mischief in the land, and mend not (their ways)." همانان که در زمین فساد می‌کنند و به اصلاح‌گری نمی‌پردازند.///همانان که در زمین فساد می‌کنند و به اصلاح‌گری نمی‌پردازند.///اینان که در زمین فساد مى‌کنند و اصلاح نمى‌کنند.///همانها که در زمین فساد مى‌کنند و اصلاح نمى‌کنند///آنان که در زمین فساد مى‌کنند و اصلاح نمى‌کنند.»///آنان که در زمین فساد مى‌کنند و اهل اصلاح نیستند.»///که آن مردم در زمین همه گونه فساد می‌کنند و هیچ گونه به اصلاح (حال خلق) نمی‌پردازند.///[همان‌] کسانی که در این سرزمین فتنه و فساد می‌کنند و در صلاح نمی‌کوشند///همانها که در زمین فساد می‌کنند و اصلاح نمی‌کنند!»///آنان که تبهکاری کنند در زمین و درست کاری نکنند (اصلاح نکنند)///«آنان که در زمین افساد می‌کنند و اصلاح نمی‌کنند.» quran_en_fa They said: "Thou art only one of those bewitched! گفتند: جز این نیست که تو از جادوشدگانی،///گفتند: جز این نیست که تو از جادوشدگانی،///گفتند: جز این نیست که تو را جادو کرده‌اند.///گفتند: جز این نیست که تو از سحر شدگانى///گفتند: «قطعا تو از افسون‌شدگانى.///[قوم ثمود، به صالح] گفتند: «بی‌تردید تو جادو شده‌ای!///قوم صالح گفتند: به یقین تو را سحر کرده‌اند (که دعوی نبوت می‌کنی).///گفتند جز این نیست که تو از جادوزدگانی‌///گفتند: «(ای صالح!) تو از افسون شدگانی (و عقل خود را از دست داده‌ای!)///گفتند جز این نیست که توئی از جادوشدگان‌///گفتند: «جز این نیست که تو سخت از افسون‌شدگانی!» quran_en_fa "Thou art no more than a mortal like us: then bring us a Sign, if thou tellest the truth!" تو جز بشری مانند ما نیستی، اگر راست می‌گویی معجزه‌ای بیاور.///تو جز بشری مانند ما نیستی، اگر راست می‌گویی معجزه‌ای بیاور.///تو نیز بشرى همانند ما هستى. اگر راست مى‌گویى نشانه‌اى بیاور.///تو جز بشرى مانند ما نیستى معجزه‌اى بیاور اگر راست مى‌گویى///تو جز بشرى مانند ما [بیش‌] نیستى. اگر راست مى‌گویى معجزه‌اى بیاور.///تو نیز بشرى همچون مایى. اگر راست مى‌گویى، نشانه [و معجزه] اى بیاور!»///(و گرنه) تو هم مثل ما بشری بیش نیستی، اگر راست می‌گویی معجزی بیاور.///تو جز بشری همانند ما نیستی، اگر راست می‌گویی معجزه‌ای بیاور///تو فقط بشری همچون مائی؛ اگر راست می‌گویی آیت و نشانه‌ای بیاور!»///نیستی تو جز بشری همانند ما پس بیاور آیتی اگر هستی از راستگویان‌///«تو جز بشری مانند ما (بیش) نیستی. پس اگر از راستان بوده‌ای نشانه‌ای (ربانی برایمان) بیاور.» quran_en_fa He said: "Here is a she-camel: she has a right of watering, and ye have a right of watering, (severally) on a day appointed. گفت: این ماده شتری است [که به اذن خدا به عنوان معجزه من از دل کوه بیرون آمد] سهمی از آب [این چشمه] برای او، و سهم روز معینی برای شماست،///گفت: این ماده شتری است [که به اذن خدا به عنوان معجزه من از دل کوه بیرون آمد] سهمی از آب [این چشمه] برای او، و سهم روز معینی برای شماست،///گفت: این ماده‌شتر من است. یک روز آب خوردن حق او باشد و یک روز حق شما.///گفت: این ماده شترى است که یک روز نوبت آب حق او، و یک روز معین حق شماست///گفت: «این ماده‌شترى است که نوبتى از آب او راست و روزى معین نوبت آب شماست.///[پس ماده شترى از دل کوه بیرون آمد. صالح] گفت: «این ماده شترى است! سهمى از آب [چشمه‌]، برای اوست. و براى شما روز دیگرى معین شده است.///صالح گفت: این ناقه (معجزه من) است، آب نهر را روزی ناقه بنوشد و روزی شما بنوشید.///گفت این ماده شتری است که آبشخوری [معین‌] برای او، و آبشخور روزی معین برای شماست‌///گفت: «این ناقه‌ای است (که آیت الهی است) برای او سهمی (از آب قریه)، و برای شما سهم روز معینی است!///گفت این است اشتری برای آن آبشخوری و برای شما است آبشخور روزی دانسته‌///گفت: «این ماده شتری است که برای او آشامیدنی‌ای و (نیز) روزی معین نوبت آب شماست.» quran_en_fa "Touch her not with harm, lest the Penalty of a Great Day seize you." آسیبی به او نرسانید که عذاب روزی بزرگ شما را فرا می‌گیرد.///آسیبی به او نرسانید که عذاب روزی بزرگ شما را فرا می‌گیرد.///به آن آسیبى مرسانید که عذاب روزى بزرگ شما را فرومى‌گیرد.///و به آن گزندى نرسانید که عذاب روزى هولناک شما را فرا گیرد///و به آن گزندى مرسانید که عذاب روزى هولناک شما را فرو مى‌گیرد.///و به آن آسیبى نرسانید که عذاب روز سهمگین، شما را فرامى‌گیرد.»///و هرگز سوء قصدی بر ناقه مکنید که به عذاب روزی بزرگ و سخت گرفتار خواهید شد.///و به آن آسیبی نرسانید که عذاب روزی سهمگین گریبانگیرتان خواهد شد///کمترین آزاری به آن نرسانید، که عذاب روزی بزرگ شما را فرا خواهد گرفت!»///و نگردید گردش به بدی که بگیرد شما را شکنجه روزی بزرگ‌///«و به آن گزندی نرسانید تا (مبادا) عذاب روزی بزرگ شما را در برگیرد.» quran_en_fa But they ham-strung her: then did they become full of regrets. پس ناقه را پی کردند و [از کار خود] پشیمان شدند،///پس ناقه را پی کردند و [از کار خود] پشیمان شدند،///آن را کشتند و پشیمان شدند.///پس آن را پى کردند و پشیمان گشتند///پس آن را پى کردند و پشیمان گشتند.///پس ناقه را پى کردند [و آن را کشتند]، سپس [از کرده‌ى خود] پشیمان شدند.///قوم صالح ناقه را پی کردند، سپس از کار خود پشیمان شدند.///آنگاه آن را پی کردند، و سپس پشیمان شدند///سرانجام بر آن (ناقه) حمله نموده آن را «پی» کردند؛ (و هلاک نمودند) سپس از کرده خود پشیمان شدند!///پس پی کردندش پس بامداد کردند پشیمانان‌///پس آن شتر را پی کردند و (از) پشیمانان گشتند. quran_en_fa But the Penalty seized them. Verily in this is a Sign: but most of them do not believe. در نتیجه عذاب آنان را فرا گرفت. بی تردید در این سرگذشت، عبرتی بزرگ وجود دارد و [قوم صالح] بیشترشان مؤمن نبودند،///در نتیجه عذاب آنان را فرا گرفت. بی تردید در این سرگذشت، عبرتی بزرگ وجود دارد و [قوم صالح] بیشترشان مؤمن نبودند،///پس عذاب آنها فروگرفت. هرآینه در این عبرتى است، و بیشترینشان ایمان نیاوردند.///آنگاه آنها را عذاب در گرفت قطعا در این [ماجرا] عبرتى است و اکثر آنان مؤمن نبودند///آنگاه آنان را عذاب فرو گرفت. قطعا در این [ماجرا] عبرتى است، و [لى‌] بیشترشان ایمان‌آورنده نبودند.///پس آنان را عذاب فراگرفت. همانا در این [ماجرا] نشانه و درس عبرتى است. و [قوم ثمود،] بیشترشان مؤمن نبودند.///آن گاه عذاب موعود آنان را درگرفت (و هلاک گردیدند). همانا در هلاک این قوم آیت عبرتی (برای دیگران) بود، و اکثر آنها ایمان نیاوردند.///و عذاب ایشان را فرو گرفت، بی‌گمان در این مایه عبرتی هست و بیشترینه آنان مؤمن نبودند///و عذاب الهی آنان را فرا گرفت؛ در این، آیت و نشانه‌ای است؛ ولی بیشتر آنان مؤمن نبودند!///پس گرفت ایشان را عذاب همانا در این است آیتی و نیستند بیشترشان ایمان آرندگان‌///پس آنان را عذاب در برگرفت. بی‌گمان و بی‌چون در این (جریان) نشانه‌ای است و (اما) بیشترشان (از) مؤمنان نبوده‌اند. quran_en_fa And verily thy Lord is He, the Exalted in Might, Most Merciful. و یقینا پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهرباناست.///و یقینا پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهرباناست.///هرآینه پروردگار تو پیروزمند و مهربان است.///و به راستى پروردگار تو شکست‌ناپذیر مهربان است///و در حقیقت، پروردگار تو همان شکست‌ناپذیر مهربان است.///و همانا پروردگارت شکست­ناپذیر و مهربان است.///و همانا خدای تو بسیار مقتدر و مهربان است.///و همانا پروردگارت پیروزمند مهربان است‌///و پروردگار تو عزیز و رحیم است!///و همانا پروردگار تو او است عزتمند مهربان‌///و به‌راستی پروردگار تو همواره (همان) کانون عزت (و) رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa The people of Lut rejected the messengers. قوم لوط پیامبران را تکذیب کردند،///قوم لوط پیامبران را تکذیب کردند،///قوم لوط پیامبران را تکذیب کردند.///قوم لوط فرستادگان را تکذیب کردند///قوم لوط فرستادگان را تکذیب کردند.///قوم لوط [نیز] پیامبران را تکذیب کردند.///قوم لوط نیز پیغمبران خدا را تکذیب کردند.///قوم لوط [هم‌] پیامبران را دروغگو انگاشتند///قوم لوط فرستادگان (خدا) را تکذیب کردند،///تکذیب کردند قوم لوط فرستادگان را///گروه لوط فرستادگان (مان) را تکذیب کردند. quran_en_fa Behold, their brother Lut said to them: "Will ye not fear (Allah)? هنگامی که که برادرشان لوط به آنان گفت: آیا [از سرانجام شرک و طغیان که خشم و عذاب خداست] نمی‌پرهیزید؟///هنگامی که که برادرشان لوط به آنان گفت: آیا [از سرانجام شرک و طغیان که خشم و عذاب خداست] نمی‌پرهیزید؟///آنگاه که برادرشان لوط گفت: آیا پروا نمى‌کنید؟///آن‌گاه که برادرشان لوط به آنها گفت: آیا [از خدا] پروا نمى‌کنید///آنگاه برادرشان لوط به آنان گفت: «آیا پروا ندارید؟///هنگامی که برادرشان لوط، به آنان گفت: «آیا پروا نمى‌کنید؟///هنگامی که مهربان برادر آنها لوط به آنان گفت: آیا خدا ترس و پرهیزکار نمی‌شوید؟///چنین بود که برادرشان لوط به آنان گفت آیا [از شرک‌] پروا نمی‌کنید؟///هنگامی که برادرشان لوط به آنان گفت: «آیا تقوا پیشه نمی‌کنید؟!///گاهی که گفت بدیشان برادرشان لوط چرا پرهیزکاری نکنید///چون برادرشان -لوط- بدیشان گفت: «آیا پروا نمی‌دارید؟» quran_en_fa "I am to you a messenger worthy of all trust. بی تردید من برای شما فرستاده‌ای امینم،///بی تردید من برای شما فرستاده‌ای امینم،///من براى شما پیامبرى امین هستم.///من براى شما فرستاده‌اى امین هستم///من براى شما فرستاده‌اى در خور اعتمادم.///من براى شما پیامبرى امین هستم.///من برای شما پیغمبری بسیار امین (و خیر خواه) هستم.///من برای شما پیامبری امینم‌///من برای شما پیامبری امین هستم!///همانا منم برای شما فرستاده امین‌///«من همواره برای شما فرستاده‌ای در خور اعتمادم.» quran_en_fa "So fear Allah and obey me. بنابراین از خدا پروا کنید و از من فرمان ببرید،///بنابراین از خدا پروا کنید و از من فرمان ببرید،///از خدا بترسید و از من اطاعت کنید.///پس از خدا پروا کنید و از من فرمان برید///از خدا پروا دارید و فرمانم ببرید.///پس، از خداوند پروا و از من اطاعت کنید.///از خدا بترسید و راه طاعت من پیش گیرید.///پس از خداوند پروا و از من پیروی کنید///پس تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید!///پس بترسید خدا را و مرا فرمان برید///«پس خدا را پروا بدارید و فرمانم ببرید.» quran_en_fa "No reward do I ask of you for it: my reward is only from the lord of the Worlds. و من از شما بر ابلاغ رسالتم هیچ پاداشی نمی‌خواهم، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانیان است،///و من از شما بر ابلاغ رسالتم هیچ پاداشی نمی‌خواهم، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانیان است،///من از شما در برابر هدایت خود مزدى نمى‌طلبم. مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانیان است.///و بر این [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌کنم اجر من جز بر پروردگار جهانیان نیست///و بر این [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌کنم. اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست.///و من براى این [رسالت]، هیچ مزدى از شما درخواست نمى‌کنم، پاداش من تنها بر پروردگار جهانیان است!///و من از شما اجری برای رسالت خود نمی‌خواهم و چشم پاداش جز به خدای عالم ندارم.///و برای آن از شما پاداشی نمی‌طلبم، پاداش من جز بر پروردگار جهانیان نیست‌///من در برابر این دعوت، اجری از شما نمی‌طلبم، اجر من فقط بر پروردگار عالمیان است!///و نپرسم شما را بر آن پاداشی نیست مزد من مگر بر پروردگار جهانیان‌///«و بر این (رسالت) هیچ اجری از شما نمی‌خواهم. اجر من جز بر عهده‌ی پروردگار جهانیان نیست.» quran_en_fa "Of all the creatures in the world, will ye approach males, آیا شما از میان جهانیان با مردان آمیزش می‌کنید؟!!///آیا شما از میان جهانیان با مردان آمیزش می‌کنید؟!!///چرا از میان مردم جهان با نران مى‌آمیزید؟///آیا از میان جهانیان با مردها در مى‌آمیزید///آیا از میان مردم جهان، با مردها در مى‌آمیزید؟///آیا از میان مردم جهان، شما به سراغ مردها مى‌روید [و با آنان آمیزش می‌کنید]؟///آیا از میان خلایق عمل زشت منکر را با مردان انجام می‌دهید؟///آیا از میان مردم جهان با مردان می‌آمیزید؟///آیا در میان جهانیان، شما به سراغ جنس ذکور می‌روید (و همجنس بازی می‌کنید، آیا این زشت و ننگین نیست؟!)///آیا درآمیزید با نران از جهانیان‌///«آیا از (میان) مردمان جهان، (تنها) با مردان در می‌آمیزید؟» quran_en_fa "And leave those whom Allah has created for you to be your mates? Nay, ye are a people transgressing (all limits)!" و آنچه را پروردگارتان برای شما از همسرانتان آفریده رها می‌کنید؟ [برای این کار زشت بی سابقه، دلیل و برهان استواری ندارید] بلکه شما گروهی تجاوزکار [از حدود خدا و مرزهای انسانیت] هستید.///و آنچه را پروردگارتان برای شما از همسرانتان آفریده رها می‌کنید؟ [برای این کار زشت بی سابقه، دلیل و برهان استواری ندارید] بلکه شما گروهی تجاوزکار [از حدود خدا و مرزهای انسانیت] هستید.///و همسرانى را که پروردگارتان برایتان آفریده است ترک مى‌گویید؟ نه. شما مردمى متجاوز هستید.///و همسرانى را که پروردگارتان براى شما آفریده وا مى‌گذارید؟ بلکه شما مردمى تجاوز کارید///و آنچه را پروردگارتان از همسرانتان براى شما آفریده وامى‌گذارید؟ [نه،] بلکه شما مردمى تجاوزکارید.///و همسرانتان را که پروردگارتان براى شما آفریده، رها مى‌کنید؟ بلکه شما مردمى تجاوزکارید.»///و زنان را که خدا همسر شما آفریده رها می‌کنید؟ آری شما بسیار مردم متعدی نابکاری هستید.///و همسرانی که پروردگارتان برای شما آفریده است رها می‌کنید، آری شما قومی تجاوزکار هستید///و همسرانی را که پروردگارتان برای شما آفریده است رها می‌کنید؟! (حقا) شما قوم تجاوزگری هستید!»///و می‌گذارید آنچه را آفریده است برای شما پروردگار شما از همسران خویش بلکه شمائید گروهی تجاوزگران‌///«و آنچه را پروردگارتان از همسرانتان برایتان آفریده وا می‌گذارید؟ بلکه شما مردمی تجاوزکارید.» quran_en_fa They said: "If thou desist not, O Lut! thou wilt assuredly be cast out!" گفتند: ای لوط! اگر [از تبلیغ دین] باز نایستی، حتما تبعید خواهی شد.///گفتند: ای لوط! اگر [از تبلیغ دین] باز نایستی، حتما تبعید خواهی شد.///گفتند: اى لوط، اگر بس نکنى، از شهر بیرونت مى‌کنیم.///گفتند: اى لوط! اگر دست بر ندارى، قطعا [از شهر] اخراج خواهى شد///گفتند: «اى لوط، اگر دست برندارى، قطعا از اخراج‌شدگان خواهى بود.»///[قوم بدکار] گفتند: «اى لوط! اگر [از حرف‌هایت] دست برندارى، قطعا بیرون رانده مى‌شوى.»///قوم در جواب گفتند: ای لوط، اگر از این پس دست از این نهی و منع بر نداری از شهر رانده خواهی شد.///گفتند ای لوط اگر دست برنداری از رانده شدگان خواهی شد///گفتند: «ای لوط! اگر (از این سخنان) دست برنداری، به یقین از اخراج شدگان خواهی بود!»///گفتند اگر بس نکنی ای لوط همانا شوی از برون‌راندگان‌///گفتند: «ای لوط! بی‌گمان اگر (به کارت) پایان ندهی، به‌راستی همواره از اخراج‌شوندگانی.» quran_en_fa He said: "I do detest your doings." [لوط] گفت: بی تردید من از کار زشت شما به شدت متنفرم.///[لوط] گفت: بی تردید من از کار زشت شما به شدت متنفرم.///گفت: من با کار شما دشمنم.///گفت: به راستى من از مخالفان عمل شمایم///گفت: «به راستى من دشمن کردار شمایم.///[لوط] گفت: «من دشمن سرسخت کردار شما هستم.///لوط باز گفت: من خود دشمن این کار زشت شما هستم.///[لوط] گفت من از دشمنان کار و کردار شما هستم‌///گفت: «من دشمن سرسخت اعمال شما هستم!///گفت همانا منم کار شما را از رهاکنندگان‌///گفت: «من همانا از خشمناکان سرسخت کردار شمایم.» quran_en_fa "O my Lord! deliver me and my family from such things as they do!" پروردگارا! مرا و خانواده‌ام را [از آثار، وزر و وبال] آنچه انجام می‌دهند، نجات بده؛///پروردگارا! مرا و خانواده‌ام را [از آثار، وزر و وبال] آنچه انجام می‌دهند، نجات بده؛///اى پروردگار من، مرا و کسانم را از عاقبت عملى که مى‌کنند رهایى بخش.///پروردگارا! من و کسان مرا از آنچه مى‌کنند نجات بخش///پروردگارا، مرا و کسان مرا از آنچه انجام مى‌دهند رهایى بخش.»///پروردگارا! من و کسان مرا از [شر] آنچه مى‌کنند، رهایى بخش!»///بار الها، من و اهل بیتم را از (عقاب) این عمل زشت قوم نجات بخش.///پروردگارا مرا و خانواده‌ام را از شر کاری که می‌کنند رهایی ده‌///پروردگارا! من و خاندانم را از آنچه اینها انجام می‌دهند رهایی بخش!»///پروردگارا برهان مرا و خاندانم را از آنچه می‌کنند///«پروردگارم! مرا و کسانم را از آنچه انجام می‌دهند رهایی بخش.» quran_en_fa So We delivered him and his family,- all پس ما او و خانواده‌اش همگی را نجات دادیم،///پس ما او و خانواده‌اش همگی را نجات دادیم،///او و همه کسانش را رهانیدیم.///پس او و کسانش را همگى نجات دادیم///پس او و کسانش را همگى، رهانیدیم-///پس او و تمام خاندانش را نجات دادیم،///ما هم او را با همه اهل بیتش نجات دادیم.///آنگاه او و خانواده‌اش همگی را رهانیدیم‌///ما او و تمامی خاندانش را نجات دادیم،///پس نجاتش دادیم و خاندانش را همگی‌///پس او و همگی کسانش را رهانیدیم. quran_en_fa Except an old woman who lingered behind. مگر پیرزنی در [میان] باقی ماندگان،///مگر پیرزنی در [میان] باقی ماندگان،///مگر پیرزنى که خواست بماند.///جز پیرزنى که در میان بازماندگان بود///جز پیرزنى که از باقى‌ماندگان [در خاکستر آتش‌] بود.///مگر پیرزنى که [زن لوط بود و] در میان بازماندگان، [اهل عذاب] بود.///جز پیرزنی که (زن لوط بود و) در اهل عذاب باقی ماند.///مگر پیرزنی را که از بازپس ماندگان بود///جز پیرزنی که در میان بازماندگان بود!///مگر پیرزنی در گذشتگان‌///جز پیرزنی که از باقی‌ماندگان در غبار (گمراهی) بود. quran_en_fa But the rest We destroyed utterly. سپس دیگران را نابود کردیم،///سپس دیگران را نابود کردیم،///سپس دیگران را هلاک کردیم.///سپس دیگران را سخت هلاک کردیم///سپس دیگران را سخت هلاک کردیم.///سپس، دیگران را ریشه‌کن کردیم.///آن گاه (جز اهل بیت لوط) دیگران را به خاک هلاک نشانیدیم.///سپس دیگران را نابود کردیم‌///سپس دیگران را هلاک کردیم!///پس نگونسار کردیم دگران را///سپس دیگران را سخت هلاک (و) زیر و زبر کردیم. quran_en_fa We rained down on them a shower (of brimstone): and evil was the shower on those who were admonished (but heeded not)! و بارانی از سنگ گل بر سر آنان باراندیم؛ پس بد بود باران بیم داده شدگان.///و بارانی از سنگ گل بر سر آنان باراندیم؛ پس بد بود باران بیم داده شدگان.///بر آنها بارانى بارانیدیم و چه بد بود باران تهدیدشدگان.///و باران [عذاب‌] بر ایشان باراندیم و باران انذار شدگان، بد بارانى است///و بر [سر] آنان بارانى [از آتش گوگرد] فرو ریختیم. و چه بد بود باران بیم‌داده‌شدگان.///و بر سر آنان بارانى [از سنگ] فروفرستادیم. پس چه بد است باران هشدار داده‌شدگان!///و آنها را به سنگباران عذاب که باران بسیار سختی بر سر بیم داده شدگان (بد کار) است هلاک ساختیم.///و بر آنان بارانی [از بلا] باریدیم، چه بد است باران هشداریافتگان‌///و بارانی (از سنگ) بر آنها فرستادیم؛ چه باران بدی بود باران انذارشدگان!///و باریدیم بر آنان بارانی پس چه زشت است باران بیم‌دادگان‌///و بر (سروسامان‌) شان بارانی (از سنگ گل) فرو ریختیم؛ پس چه بد بود سنگ‌باران بیم‌داده‌شدگان. quran_en_fa Verily in this is a Sign: but most of them do not believe. بی تردید در این سرگذشت عبرتی بزرگ وجود دارد و قوم لوط بیشترشان مؤمن نبودند،///بی تردید در این سرگذشت عبرتی بزرگ وجود دارد و قوم لوط بیشترشان مؤمن نبودند،///هرآینه در این عبرتى است، و بیشترینشان ایمان نیاوردند.///قطعا در این [عقوبت‌] عبرتى است و اکثر آنان مؤمن نبودند///قطعا در این [عقوبت‌] عبرتى است، و [لى‌] بیشترشان ایمان‌آورنده نبودند.///البته در این [ماجرا] نشانه‌اى [از قدرت الهى] است. و [قوم لوط،] بیشترشان مؤمن نبودند.///همانا در این هلاک قوم لوط نیز آیت عبرتی (برای دیگران) بود، و اکثر آنها ایمان نیاوردند.///بی‌گمان در این مایه عبرتی هست، و بیشترینه آنان مؤمن نبودند///در این (ماجرای قوم لوط و سرنوشت شوم آنها) آیتی است؛ اما بیشترشان مؤمن نبودند.///همانا در این است آیتی و نیستند بیشترشان ایمان‌آرندگان‌///به‌راستی در این (عقوبت) همواره نشانه‌ (ی بزرگی) است و (اما) بیشترشان ایمان آورنده نبوده‌اند. quran_en_fa And verily thy Lord is He, the Exalted in Might Most Merciful. و یقینا پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهربان است.///و یقینا پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهربان است.///هرآینه پروردگار تو پیروزمند و مهربان است.///و به راستى پروردگار تو شکست‌ناپذیر مهربان است///و در حقیقت، پروردگار تو همان شکست‌ناپذیر مهربان است.///و همانا پروردگارت شکست­ناپذیر و مهربان است.///و همانا خدای تو بسیار مقتدر و مهربان است.///و همانا پروردگارت پیروزمند مهربان است‌///و پروردگار تو عزیز و رحیم است!///و همانا پروردگار تو است عزتمند مهربان‌///و بی‌گمان، پروردگارت همان کانون عزت (و) رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa The Companions of the Wood rejected the messengers. مردم ایکه پیامبران را تکذیب کردند،///مردم ایکه پیامبران را تکذیب کردند،///مردم ایکه پیامبران را تکذیب کردند.///اهل «ایکه» فرستادگان را تکذیب کردند///اصحاب ایکه فرستادگان را تکذیب کردند.///مردم ایکه [نیز] پیامبران را تکذیب کردند.///اصحاب ایکه (یعنی امت شعیب ع) هم پیغمبران خدا را تکذیب کردند.///اصحاب ایکه [هم‌] پیامبران را دروغگو انگاشتند///اصحاب ایکه [= شهری نزدیک مدین‌] رسولان (خدا) را تکذیب کردند،///تکذیب کردند یاران ایکه فرستادگان را///اصحاب ایکه [: درختان انبوه] فرستادگان (ما) را تکذیب کردند. quran_en_fa Behold, Shu'aib said to them: "Will ye not fear (Allah)? هنگامی که شعیب به آنان گفت: آیا [از سرانجام شرک و طغیان که خشم و عذاب خداست] نمی‌پرهیزید؟///هنگامی که شعیب به آنان گفت: آیا [از سرانجام شرک و طغیان که خشم و عذاب خداست] نمی‌پرهیزید؟///آنگاه که شعیب به آنها گفت: آیا پروا نمى‌کنید؟///آنگاه که شعیب به آنان گفت: آیا [از خدا] پروا نمى‌کنید///آنگاه که شعیب به آنان گفت: «آیا پروا ندارید؟///زمانى که شعیب به آنان گفت: «آیا پروا نمی­کنید؟///هنگامی که (رسولشان) شعیب به آنها گفت: آیا خداترس و پرهیزکار نمی‌شوید؟///چنین بود که شعیب به ایشان گفت آیا [از شرک‌] پروا نمی‌کنید؟///هنگامی که شعیب به آنها گفت: «آیا تقوا پیشه نمی‌کنید؟!///هنگامی که گفت بدیشان شعیب چرا پرهیزکاری نکنید///چون شعیب به آنان گفت: «آیا پروا نمی‌دارید؟» quran_en_fa "I am to you a messenger worthy of all trust. بی تردید من برای شما فرستاده‌ای امینم،///بی تردید من برای شما فرستاده‌ای امینم،///من براى شما پیامبرى امین هستم.///من براى شما فرستاده‌اى امین هستم///من براى شما فرستاده‌اى در خور اعتمادم.///من براى شما پیامبرى امین هستم.///من برای شما رسولی بسیار امین (و خیر خواه) هستم.///من برای شما پیامبری امینم‌///مسلما من برای شما پیامبری امین هستم!///همانا منم شما را فرستاده‌ای امین‌///«من همواره برای شما فرستاده‌ای در خور اعتمادم.» quran_en_fa "So fear Allah and obey me. بنابراین از خدا پروا کنید و از من فرمان ببرید،///بنابراین از خدا پروا کنید و از من فرمان ببرید،///از خدا بترسید و از من اطاعت کنید.///پس از خدا پروا کنید و از من فرمان برید///از خدا پروا دارید و فرمانم ببرید.///پس، از خداوند پروا و از من اطاعت کنید.///از خدا بترسید و راه طاعت من پیش گیرید.///پس از خداوند پروا و از من پیروی کنید///پس تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید!///پس بترسید خدا را و فرمانم برید///«از خدا پروا بدارید و فرمانم ببرید.» quran_en_fa "No reward do I ask of you for it: my reward is only from the Lord of the Worlds. من از شما بر ابلاغ رسالتم هیچ پاداشی نمی‌خواهم، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانیان است،///من از شما بر ابلاغ رسالتم هیچ پاداشی نمی‌خواهم، پاداش من فقط بر عهده پروردگار جهانیان است،///من از شما در برابر هدایت خود مزدى نمى‌طلبم. مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانیان است.///و بر این [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌کنم اجر من جز بر پروردگار جهانیان نیست///و بر این [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌کنم. اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست.///و من براى این [رسالت]، هیچ مزدى از شما درخواست نمى‌کنم، پاداش من تنها بر پروردگار جهانیان است!///و من از شما هرگز اجر رسالت نمی‌خواهم و جز به خدای عالم به کسی چشم پاداش ندارم.///و برای آن از شما پاداشی نمی‌طلبم، پاداش من جز بر پروردگار جهانیان نیست‌///من در برابر این دعوت، پاداشی از شما نمی‌طلبم؛ اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است!///و نپرسم شما را بر آن مزدی نیست مزد من مگر بر پروردگار جهانیان‌///«و بر این (رسالت) هیچ اجری از شما نمی‌خواهم. اجر من جز بر عهده‌ی پروردگار جهانیان نیست.» quran_en_fa "Give just measure, and cause no loss (to others by fraud). پیمانه را کامل بدهید و از کم فروشان نباشید،///پیمانه را کامل بدهید و از کم فروشان نباشید،///پیمانه را تمام بپردازید و کم‌فروشى مکنید.///پیمانه را تمام دهید و از کم فروشان مباشید///پیمانه را تمام دهید و از کم‌فروشان مباشید.///حق پیمانه را ادا کنید. و از کم‌فروشان نباشید.///پیمانه را تمام بدهید و از کم فروشان مباشید.///پیمانه را تمام دهید و از کم‌فروشان مباشید///حق پیمانه را ادا کنید (و کم فروشی نکنید)، و دیگران را به خسارت نیفکنید!///تمام دهید پیمانه را و نباشید از کم‌دهندگان‌///«پیمانه را تمام دهید و از زیان‌رسانان مباشید.» quran_en_fa "And weigh with scales true and upright. و [متاع و کالا را] با ترازوی درست وزن کنید،///و [متاع و کالا را] با ترازوی درست وزن کنید،///و با ترازوى درست وزن کنید.///و با ترازوى درست بسنجید///و با ترازوى درست بسنجید.///و با ترازوى درست بسنجید.///و (اجناس را) با ترازوی درست بسنجید.///و با ترازوی درست بسنجید///و با ترازوی صحیح وزن کنید!///و بسنجید با سنگ (ترازوی) راست‌///«و با ترازوی استوار و راستا وزن کنید.» quran_en_fa "And withhold not things justly due to men, nor do evil in the land, working mischief. و از قیمت اشیا و اجناس مردم به هنگام خرید نکاهید، و در زمین تباهکارانه فتنه و آشوب برپا نکنید،///و از قیمت اشیا و اجناس مردم به هنگام خرید نکاهید، و در زمین تباهکارانه فتنه و آشوب برپا نکنید،///به مردم کم مدهید و بى‌باکانه در زمین فساد مکنید.///و اجناس مردم را کم ندهید و در زمین سر به فساد بر ندارید///و از ارزش اموال مردم مکاهید و در زمین سر به فساد بر مدارید.///و از اجناس مردم، نکاهید. و در زمین به فساد و تبهکارى نکوشید.///و آنچه به مردم می‌فروشید (تمام بدهید و) از وزن و پیمان کم نگذارید، و در زمین به ظلم و فساد کاری برنخیزید.///و به مردم اجناسشان را کم مدهید و در این سرزمین فتنه و فساد برپا مکنید///و حق مردم را کم نگذارید، و در زمین تلاش برای فساد نکنید!///و کم ندهید به مردم چیزهای ایشان را و نکوشید در زمین تباه‌کنندگان‌///و چیزهای مردمان [: جان و جانانشان] را زیان مرسانید، و افسادگرانه در زمین کوشش نکنید.» quran_en_fa "And fear Him Who created you and (who created) the generations before (you)" و از آنکه شما و امت‌های پیشین را آفرید پروا کنید.///و از آنکه شما و امت‌های پیشین را آفرید پروا کنید.///از آن کس که شما و آفریدگان پیش از شما را آفریده است بترسید.///و از [نافرمانى‌] کسى که شما و نسل‌هاى گذشته را آفرید پروا کنید///و از آن کس که شما و خلق [انبوه‌] گذشته را آفریده است پروا کنید.»///و از خدایى که شما و اقوام پیشین را آفریده، پروا کنید.»///و از خدایی که شما و کفر پیشگان پیشین را آفریده بترسید (و خلاف امر او مکنید).///و از کسی که شما و امت پیشین را آفریده است پروا کنید///و از (نافرمانی) کسی که شما و اقوام پیشین را آفرید بپرهیزید!»///و بترسید آن را که آفرید شما را و آفریدگان پیشینیان‌///«و از آن کسی که شما و گروه‌های نخستین را همچون کوه (با فطرت‌های توحیدی) آفریده است پروا کنید.» quran_en_fa They said: "Thou art only one of those bewitched! گفتند: جز این نیست که تو از جادوشدگانی،///گفتند: جز این نیست که تو از جادوشدگانی،///گفتند: جز این نیست که تو را جادو کرده‌اند.///گفتند: جز این نیست که تو از سحر شدگانى///گفتند: «تو واقعا از افسون‌شدگانى.»///[مردم] گفتند: «بی‌تردید تو جادو شده‌ای!///قوم شعیب در پاسخ او گفتند: تو را بی‌شک به سحر و شعبده مفتون کرده‌اند.///گفتند جز این نیست که تو از جادوزدگانی‌///آنها گفتند: «تو فقط از افسون‌شدگانی!///گفتند جز این نیست که توئی از جادوشدگان‌///گفتند: «تو فقط از افسون‌شدگانی.» quran_en_fa "Thou art no more than a mortal like us, and indeed we think thou art a liar! و تو جز بشری مانند ما نیستی، و بی تردید ما تو را از دروغگویان می‌پنداریم،///و تو جز بشری مانند ما نیستی، و بی تردید ما تو را از دروغگویان می‌پنداریم،///تو نیز بشرى همانند ما هستى و مى‌پنداریم که دروغ مى‌گویى.///و تو جز بشرى مانند ما نیستى و بى‌شک تو را از دروغگویان مى‌دانیم/// «و تو جز بشرى مانند ما [بیش‌] نیستى، و قطعا تو را از دروغگویان مى‌دانیم.///تو نیز بشرى همچون مایى. و ما تو را از دروغگویان مى‌پنداریم.///و تو جز آنکه بشری هستی مانند ما هیچ گونه مزیتی بر دیگران نداری. و ما تو را (در دعوت نبوت) دروغگو می‌پنداریم.///و تو جز بشری همانند ما نیستی و ما تو را بی‌شبهه از دروغگویان می‌دانیم‌///تو بشری همچون مائی، تنها گمانی که درباره تو داریم این است که از دروغگویانی!///و نیستی تو مگر بشری مانند ما و همانا پنداریمت از دروغگویان‌///«و تو جز بشری مانند ما (بیش) نیستی و تو را بی‌گمان از دروغگویان گمان داریم.» quran_en_fa "Now cause a piece of the sky to fall on us, if thou art truthful!" پس اگر راست می‌گویی پاره هایی از آسمان را بر ما فرو ریز.///پس اگر راست می‌گویی پاره هایی از آسمان را بر ما فرو ریز.///اگر راست مى‌گویى، پاره‌اى از آسمان را بر سر ما انداز.///پس قطعه‌اى از آسمان بر سر ما بیفکن اگر از راستگویانى///پس اگر از راستگویانى، پاره‌اى از آسمان بر [سر] ما بیفکن.»///پس اگر تو از راستگویانى، پاره‌هایى از آسمان را بر سر ما بیفکن!»///اگر راست می‌گویی (که پیغمبر خدایی) قطعه‌ای از آسمان را بر سر ما فرود آور (تا تصدیق تو کنیم).///پس اگر از راستگویانی پاره‌ای از آسمان را بر [سر] ما بینداز///اگر راست می‌گویی، سنگهایی از آسمان بر سر ما بباران!»///پس بیفکن بر ما پاره‌هائی از آسمان اگر هستی از راستگویان‌///«پس اگر از راستان بوده‌ای، پاره‌ای از آسمان بر (سر و سامان‌) مان بیفکن.» quran_en_fa He said: "My Lord knows best what ye do." [شعیب] گفت: پروردگارم به آنچه انجام می‌دهید، داناتر است.///[شعیب] گفت: پروردگارم به آنچه انجام می‌دهید، داناتر است.///گفت: پروردگار من به کارى که مى‌کنید داناتر است.///شعیب گفت: پروردگارم به آنچه مى‌کنید داناتر است/// [شعیب‌] گفت: «پروردگارم به آنچه مى‌کنید داناتر است.»///[شعیب] گفت: «پروردگار من به آنچه مى‌کنید، آگاه‌تر است.»///شعیب گفت: خدای من بهتر بر (صدق دعوی من و کذب قول و زشتی) افعال شما آگاه است.///[شعیب‌] گفت پروردگار من به آنچه می‌کنید داناتر است‌///(شعیب) گفت: «پروردگار من به اعمالی که شما انجام می‌دهید داناتر است!»///گفت پروردگار من داناتر است بدانچه می‌کنید///(شعیب) گفت: «پروردگارم به آنچه می‌کنید داناتر است.» quran_en_fa But they rejected him. Then the punishment of a day of overshadowing gloom seized them, and that was the Penalty of a Great Day. پس او را تکذیب کردند؛ در نتیجه عذاب روز سایبان [یعنی روزی که ابری تیره و صاعقه زا سایه می‌اندازد] آنان را فرا گرفت، همانا آن عذاب روزی بزرگ بود،///پس او را تکذیب کردند؛ در نتیجه عذاب روز سایبان [یعنی روزی که ابری تیره و صاعقه زا سایه می‌اندازد] آنان را فرا گرفت، همانا آن عذاب روزی بزرگ بود،///پس تکذیبش کردند و در آن روز ابرى، عذاب آنان را فرو گرفت. و آن عذاب روزى بزرگ بود.///پس او را تکذیب کردند و عذاب روز ابر [آتشبار] آنها را بگرفت. به راستى که آن، عذاب روزى بزرگ بود///پس او را تکذیب کردند، و عذاب روز ابر [آتشبار] آنان را فرو گرفت. به راستى آن، عذاب روزى هولناک بود.///پس شعیب را تکذیب کردند. و عذاب روز سایبان آنان را فراگرفت. [سایبانى از ابر سیاه و صاعقه‌خیز که بر سر آنها آتش می‌بارید،] آن، عذاب روز بزرگ و هولناکى بود.///باز او را تکذیب کردند و به عذاب سخت روز سایه‌بان (یعنی روزی که مردم از شدت گرما به سایه‌بانی پناه می‌بردند و باز از گرمی هلاک می‌شدند) گرفتار شدند که عذاب آن روز بسیار بزرگ و سخت بود.///آنگاه او را دروغگو انگاشتند و عذاب روز ابری سایه‌افکن آنان را فروگرفت، که عذاب روزی سهمگین بود///سرانجام او را تکذیب کردند، و عذاب روز سایبان (سایبانی از ابر صاعقه‌خیز) آنها را فراگرفت؛ یقینا آن عذاب روز بزرگی بود!///پس تکذیبش کردند پس بگرفتشان عذاب روز ظله (سایبان) که بوده است آن عذاب روزی بزرگ‌///پس او را تکذیب کردند. پس عذاب روز ظلمت‌زا آنان را فرو گرفت. به‌راستی آن عذاب روزی بزرگ بود. quran_en_fa Verily in that is a Sign: but most of them do not believe. بی تردید در این سرگذشت، عبرتی بزرگ وجود دارد؛ و قوم شعیب بیشترشان مؤمن نبودند،///بی تردید در این سرگذشت، عبرتی بزرگ وجود دارد؛ و قوم شعیب بیشترشان مؤمن نبودند،///هرآینه در این عبرتى است، و بیشترینشان ایمان نیاوردند.///قطعا در این [عقوبت‌] درس عبرتى است و بیشتر آنان مؤمن نبودند///قطعا در این [عقوبت درس‌] عبرتى است، و [لى‌] بیشترشان ایمان آورنده نبودند.///بى‌شک در این [ماجرا] نشانه‌اى [از قدرت الهى] است، و [قوم شعیب] بیشترشان مؤمن نبودند.///همانا در این هلاک قوم شعیب نیز آیت عبرتی (برای دیگران) بود، و اکثر آنها ایمان نیاوردند.///بی‌گمان در این مایه عبرتی هست و بیشترینه آنان مؤمن نبودند///در این ماجرا، آیت و نشانه‌ای است؛ ولی بیشتر آنها مؤمن نبودند.///همانا در این است آیتی و نیستند بیشتر ایشان مؤمنان‌///همانا در این (جریان) بی‌گمان نشانه‌ا‌ی (بزرگ) است و (اما) بیشترشان ایمان‌آورندگان نبوده‌اند. quran_en_fa And verily thy Lord is He, the Exalted in Might, Most Merciful. و یقینا پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهربان است.///و یقینا پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهربان است.///هرآینه پروردگار تو پیروزمند و مهربان است.///و همانا پروردگار تو شکست ناپذیر مهربان است///و در حقیقت، پروردگار تو همان شکست‌ناپذیر مهربان است.///و همانا پروردگارت شکست­ناپذیر و مهربان است.///و همانا خدای تو بسیار مقتدر و مهربان است.///و همانا پروردگارت پیروزمند مهربان است‌///و پروردگار تو عزیز و رحیم است!///و همانا پروردگار تو است عزتمند مهربان‌///و به‌راستی، پروردگارت همواره همان عزیز رحیم است. quran_en_fa Verily this is a Revelation from the Lord of the Worlds: و بی تردید این قرآن، نازل شده پروردگار جهانیان است،///و بی تردید این قرآن، نازل شده پروردگار جهانیان است،///و این کتاب، نازل شده از جانب پروردگار جهانیان است.///و به راستى که این [قرآن‌] نازل شده‌ى پروردگار جهانیان است///و راستى که این [قرآن‌] وحى پروردگار جهانیان است.///و البته این [قرآن] فرستاده پروردگار جهانیان است.///و این قرآن به حقیقت از جانب خدای عالمیان نازل شده.///و آن [قرآن‌] فرو فرستاده پروردگار جهانیان است‌///مسلما این (قرآن) از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است!///و همانا آن است فرودآوردن پروردگار جهانیان‌///و بی‌گمان این (قرآن) همواره فرستاده‌ی تدریجی پروردگار جهانیان است. quran_en_fa With it came down the spirit of Faith and Truth- که روح الامین آن را نازل کرده است،///که روح الامین آن را نازل کرده است،///آن را روح‌الامین نازل کرده است،///روح الامین آن را نازل کرده است/// «روح الامین» آن را بر دلت نازل کرد،///[که جبرئیل] فرشته‌ى امین الهى آن را فرود آورده است،///(جبرئیل) روح الامین (فرشته بزرگ خدا) آن را نازل گردانیده.///که روح‌الامین [جبرئیل‌] آن را بر دل تو فرود آورده است‌///روح الامین آن را نازل کرده است …///فرود آوردش روح الأمین‌///روح‌الامین آن را فرود آورد، quran_en_fa To thy heart and mind, that thou mayest admonish. بر قلب تو، تا از بیم دهندگان باشی،///بر قلب تو، تا از بیم دهندگان باشی،///بر دل تو، تا از بیم‌دهندگان باشى.///بر قلب تو، تا از بیم دهندگان باشى///تا از [جمله‌] هشداردهندگان باشى؛///بر دل تو، تا از هشداردهندگان باشى.///و آن را بر قلب تو فرود آورده تا از عقاب خدا بترسانی.///تا از هشداردهندگان باشی‌///بر قلب (پاک) تو، تا از انذارکنندگان باشی!///بر دل تو تا باشی از ترسانندگان‌///بر دلت تا از (جمله‌ی) بیم‌دهندگان باشی؛ quran_en_fa In the perspicuous Arabic tongue. به زبان عربی روشن و گویا///به زبان عربی روشن و گویا///به زبان عربى روشن.///به زبان عربى روشن///به زبان عربى روشن،///[این قرآن] به زبان عربى روشن [و گویا نازل شده،]///به زبان عربی فصیح.///به زبان عربی شیوا///آن را به زبان عربی آشکار (نازل کرد)!///به زبان عربی آشکار///به زبانی آشکارای بیانگر. quran_en_fa Without doubt it is (announced) in the mystic Books of former peoples. و بی تردید [خبر] این [قرآن] در کتاب‌های پیشینیان است.///و بی تردید [خبر] این [قرآن] در کتاب‌های پیشینیان است.///و آن در نوشته‌هاى پیشینیان نیز هست.///و قطعا [توصیف‌] آن در نوشته‌هاى پیشینیان آمده است///و [وصف‌] آن در کتابهاى پیشینیان آمده است.///و [خبر] آن در کتاب‌هاى [آسمانى] پیشین آمده است.///و (ذکر عظمت) این قرآن در کتب انبیاء پیشین مسطور است.///و [خبر] آن در صحف [آسمانی‌] پیشینیان هست‌///و توصیف آن در کتابهای پیشینیان نیز آمده است!///و همانا آن است در کتب پیشینیان‌///و همانا (هم) آن همواره در کتاب‌های پشینیان است. quran_en_fa Is it not a Sign to them that the Learned of the Children of Israel knew it (as true)? آیا آگاهی دانشمندان بنی اسرائیل به خبر قرآن [در کتاب‌های پیشینیان] برای مشرکان نشانه‌ای [بر حقانیت قرآن و صدق نبوت تو] نیست؟!///آیا آگاهی دانشمندان بنی اسرائیل به خبر قرآن [در کتاب‌های پیشینیان] برای مشرکان نشانه‌ای [بر حقانیت قرآن و صدق نبوت تو] نیست؟!///آیا این نشانه برایشان بسنده نیست که علماى بنى‌اسرائیل از آن آگاهند؟///آیا این براى آنها دلیل و نشانه نیست که علماى بنى اسرائیل آن را مى‌دانند [و مى‌شناسند]///آیا براى آنان، این خود دلیلى روشن نیست که علماى بنى‌اسرائیل از آن اطلاع دارند؟///آیا این که دانشمندان بنى‌اسرائیل از آن اطلاع دارند، براى مشرکان نشانه‌اى نیست؟!///آیا این خود آیت و برهان روشنی (بر کافران) نیست که علماء بنی اسرائیل (از کتب انبیاء سلف) بر این قرآن آگاهند؟///آیا این برای آنان نشانه‌ [ی صدق‌] نیست که علمای بنی‌اسرائیل آن را [از پیش‌] می‌شناسند///آیا همین نشانه برای آنها کافی نیست که علمای بنی اسرائیل بخوبی از آن آگاهند؟!///آیا نیست برای ایشان آیتی که بدانندش دانشمندان بنی‌اسرائیل‌///آیا و برای آنان، (این خود) نشانه‌ای بزرگ نبوده است که علمای بنی‌اسرائیل بدان آگاهند؟ quran_en_fa Had We revealed it to any of the non-Arabs, و اگر آن را بر برخی از غیر عرب‌ها نازل کرده بودیم،///و اگر آن را بر برخی از غیر عرب‌ها نازل کرده بودیم،///اگر آن را بر یکى از عجمان نازل کرده بودیم،///و اگر آن را بر برخى از غیر عرب‌ها نازل مى‌کردیم///و اگر آن را بر برخى از غیر عرب زبانان نازل مى‌کردیم،///اگر ما قرآن را بر بعضى غیرعرب‌ها نازل مى‌کردیم.///و اگر ما این کتاب (عربی) را بر بعض مردم عجم نازل می‌گردانیدیم.///و اگر آن را بر بعضی از گنگان بیگانه زبان نازل کرده بودیم‌///هرگاه ما آن را بر بعضی از عجم [= غیر عرب‌] ها نازل می‌کردیم …///و اگر می‌فرستادیمش بر یکی از گنگ‌زبانان‌///و اگر آن را بر برخی از عجم‌ها [: غیرعرب‌زبانان] نازل می‌کردیم، quran_en_fa And had he recited it to them, they would not have believed in it. و او آن را بر عرب‌ها می‌خواند، باز هم به آن ایمان نمی‌آوردند!!///و او آن را بر عرب‌ها می‌خواند، باز هم به آن ایمان نمی‌آوردند!!///و بر ایشان مى‌خواندش، بدان ایمان نمى‌آوردند.///و آن را برایشان مى‌خواند به آن ایمان نمى‌آوردند///و پیامبر آن را برایشان مى‌خواند به آن ایمان نمى‌آوردند.///پس او، آن را برایشان مى‌خواند، به آن ایمان نمى‌آوردند.///و آن رسول آن را (به زبان تازی) بر عجم‌ها قرائت می‌کرد آنان ایمان نمی‌آوردند (به این عذر که قرآن چون به زبان ما نیست ما فهم آن نکرده و اعجاز آن را درک نمی‌کنیم، اما شما قوم عرب با چه عذر ایمان نمی‌آورید؟)///سپس آن را برایشان می‌خواند، به آن ایمان نمی‌آوردند///و او آن را بر ایشان می‌خواند، به آن ایمان نمی‌آورند!///پس می‌خواندش بر ایشان نبودند بدان ایمان‌آرندگان‌///پس پیامبر آن را بر ایشان می‌خواند، به آن ایمان نمی‌آورده‌اند. quran_en_fa Thus have We caused it to enter the hearts of the sinners. این گونه [که آن را به زبان عربی روشن و گویا نازل کردیم] در دل‌های مجرمان درآوردیم [که آن را بفهمند و به آن ایمان آورند،]///این گونه [که آن را به زبان عربی روشن و گویا نازل کردیم] در دل‌های مجرمان درآوردیم [که آن را بفهمند و به آن ایمان آورند،]///بدین‌سان قرآن را در دلهاى مجرمان راه دادیم.///بدین سان قرآن را در دل‌هاى گناهکاران راه دادیم [تا حجت تمام شود]///این گونه در دلهاى گناهکاران، [انکار را] راه مى‌دهیم:///ما این‌گونه قرآن را [با بیانى رسا و روشن] در دل‌هاى گناهکاران عبور دادیم،///ما این قرآن را این چنین در دل تبهکاران گذراندیم (و بر آنها به این کتاب اتمام حجت کردیم).///بدین‌سان آن را در دلهای گناهکاران راه داده‌ایم‌///(آری،) این گونه (با بیانی رسا) قرآن را در دلهای مجرمان وارد می‌کنیم!///بدینسان راهش دادیم در دلهای گنهکاران‌///این گونه در دل‌های مجرمان، آن (قرآن) را راهی نفوذی دادیم. quran_en_fa They will not believe in it until they see the grievous Penalty; [ولی این بیمار دلان لجوج] به آن ایمان نمی‌آورند تا آن عذاب دردناک را ببینند،///[ولی این بیمار دلان لجوج] به آن ایمان نمی‌آورند تا آن عذاب دردناک را ببینند،///بدان ایمان نمى‌آورند تا عذاب دردآور را بنگرند.///[اما] به آن ایمان نمى‌آورند تا وقتى که عذاب پردرد را ببینند///که به آن نگروند تا عذاب پردرد را ببینند،///[ولى آنان] ایمان نمى‌آورند، مگر آنکه عذاب دردناک را مشاهده کنند.///اما به این قرآن ایمان نمی‌آورند تا عذاب دردناک را مشاهده کنند.///که به آن ایمان نمی‌آورند مگر آنکه عذاب دردناک را بنگرند///(اما) به آن ایمان نمی‌آورند تا عذاب دردناک را با چشم خود ببینند!///که ایمان نیارند بدان تا ببینند عذاب دردناک را///تا عذاب پر دردشان را ننگرند، به آن نگروند. quran_en_fa But the (Penalty) will come to them of a sudden, while they perceive it not; که ناگهان در حالی که بی خبرند به سراغشان آید،///که ناگهان در حالی که بی خبرند به سراغشان آید،///و آن عذاب ناگهان و بى‌خبر بر آنان فرود مى‌آید.///که به طور ناگهانى به سراغشان بیاید در حالى که توجه ندارند///که به طور ناگهانى -در حالى که بى‌خبرند- بدیشان برسد.///که ناگهان و در حالى که آگاه نباشند، به سراغشان آید.///که به ناگاه آن عذاب که سخت از آن غافلند به آنها فرا رسد.///که ناگهانی بر سر آنان آید و آنان آگاه نباشند///ناگهان به سراغشان می‌آید، در حالی که توجه ندارند!///که بیایدشان ناگاه و ایشان ندانند///پس (آن عذاب) ناگهان -در حالی که باریک‌بینی نمی‌کنند- بدیشان در رسد. quran_en_fa Then they will say: "Shall we be respited?" پس [در آن موقعیت بسیار سخت] گویند: آیا ما مهلت می‌یابیم؟///پس [در آن موقعیت بسیار سخت] گویند: آیا ما مهلت می‌یابیم؟///مى‌گویند: آیا ما را مهلتى خواهند داد؟///[و در آن هنگام‌] مى‌گویند: آیا ما را مهلتى داده خواهد شد///و بگویند: «آیا مهلت خواهیم یافت؟»///پس می‌گویند: «آیا به ما مهلتى داده خواهد شد؟»///و آن کافران گویند: آیا بر ما مهلتی منظور می‌شود (تا زمانی از عذاب بیاساییم؟///آنگاه گویند آیا ما مهلت یافته خواهیم بود؟///و (در آن هنگام) می‌گویند: «آیا به ما مهلتی داده خواهد شد؟!»///پس گویند آیا مائیم مهلت‌دادگان‌///پس بگویند: «آیا ما مهلت داده شدگانیم؟» quran_en_fa Do they then ask for Our Penalty to be hastened on? آیا به آمدن عذاب ما شتاب می‌کنند؟///آیا به آمدن عذاب ما شتاب می‌کنند؟///آیا به عذاب ما مى‌شتابند؟///آیا به عذاب ما عجله مى‌کنند///پس آیا عذاب ما را به شتاب مى‌خواهند؟///آیا عذاب ما را به شتاب مى‌جویند؟///آیا (اکنون که هنگام عذابشان نیست از تمسخر) عذاب و انتقام ما را به تعجیل می‌طلبند؟///پس آیا عذاب ما را به شتاب می‌خواهند///آیا برای عذاب ما عجله می‌کنند؟!///آیا به عذاب ما می‌شتابند///پس آیا عذاب ما را بس شتابان می‌خواهند؟ quran_en_fa Seest thou? If We do let them enjoy (this life) for a few years, پس خبر ده اگر ما آنان را سالیانی بهره مندی و برخورداری دهیم،///پس خبر ده اگر ما آنان را سالیانی بهره مندی و برخورداری دهیم،///دیدى که هر چند سالها برخوردارشان ساختیم،///به ما بگو که اگر سالیانى آنها را از زندگى برخوردار کنیم///مگر نمى‌دانى که اگر سالها آنان را برخوردار کنیم،///آیا دیدى که اگر سال‌ها هم آنان را [از نعمت‌هاى خود] برخوردار کنیم،///چه خواهی دید اگر ما چند سالی آنها را در دنیا متنعم سازیم.///ملاحظه کن که اگر سالها برخوردارشان سازیم‌///به ما خبر ده، اگر (باز هم) سالیانی آنها را از این زندگی بهره‌مند سازیم …///آیا دیده باشی که اگر کامروا گردانیمشان سالیانی‌///پس مگر دیدی اگر سال‌ها آنان را برخوردار کنیم؛ quran_en_fa Yet there comes to them at length the (Punishment) which they were promised! سپس آن عذابی که به آن تهدید می‌شدند، به سراغشان آید.///سپس آن عذابی که به آن تهدید می‌شدند، به سراغشان آید.///باز هم عذابى که به آنها وعده شده بود بر سرشان آمد،///آن‌گاه عذاب موعود بر سرشان بیاید///و آنگاه آنچه که [بدان‌] بیم داده مى‌شوند بدیشان برسد،///آن‌گاه عذاب موعود، به آنها خواهد رسید.///سپس به عذابی که بر آنان وعده شده یکسر هلاک شوند.///سپس آنچه از آن بیمشان داده‌ایم، به سراغ آنان آید///سپس عذابی که به آنها وعده داده شده به سراغشان بیاید …///پس بیایدشان آنچه وعده داده می‌شوند///(و) سپس آنچه (که) وعده داده شده‌اند به سراغشان آمد؛ quran_en_fa It will profit them not that they enjoyed (this life)! آنچه را [چند سال] همواره از آن برخورداری می‌یافتند [عذاب را] از آنان دفعنخواهد کرد،///آنچه را [چند سال] همواره از آن برخورداری می‌یافتند [عذاب را] از آنان دفعنخواهد کرد،///آن برخورداریها به حالشان سود نکرد؟///آنچه از زندگى برخوردار شده بودند چه [عذابى را] از آنها دفع خواهد کرد///آنچه از آن برخوردار مى‌شدند، به کارشان نمى‌آید [و عذاب را از آنان دفع نمى‌کند]؟///آنچه از آن برخوردار بودند، در دفع عذاب به کارشان نیاید.///آیا بهره‌ای که از مال دنیا داشتند هیچ آنها را از عذاب خواهد رهانید؟///آن برخورداریشان به کار آنان نیاید///این تمتع و بهره‌گیری از دنیا برای آنها سودی نخواهد داشت!///بی نیاز نکند از ایشان آنچه بودند بهره‌ور می‌شدند///آنچه از آن برخوردار می‌شده‌اند، بی‌نیازشان نکرد (و عذاب را از آنان دفع ننمود). quran_en_fa Never did We destroy a population, but had its warners - و [مردم] هیچ شهری را نابود نکردیم مگر آنکه بیم دهندگانی برای آنان بود،///و [مردم] هیچ شهری را نابود نکردیم مگر آنکه بیم دهندگانی برای آنان بود،///ما هیچ قریه‌اى را هلاک نکردیم جز آنکه برایشان بیم‌دهندگانى بودند.///و [اهل‌] هیچ شهرى را هلاک نکردیم مگر این که براى آنها هشدار دهندگانى بود///و هیچ شهرى را هلاک نکردیم مگر آنکه براى آن هشداردهندگانى بود.///و ما [مردم] هیچ دیارى را نابود نکردیم، مگر آن که بیم‌دهندگانى داشتند.///و ما اهل هیچ دیاری را تا رسولانی به هدایت و اتمام حجت بر آنها نفرستادیم هلاک نکردیم.///و [اهل‌] هیچ شهری را نابود نکردیم مگر آنکه هشداردهندگانی داشتند///ما هیچ شهر و دیاری را هلاک نکردیم مگر اینکه انذارکنندگانی (از پیامبران الهی) داشتند.///و نابود نساختیم شهری را مگر برای آن بود ترسانندگانی‌///و (ما) هیچ مجتمعی را هلاک نکردیم مگر آنکه برایشان بیم‌دهندگانی باشند، quran_en_fa By way of reminder; and We never are unjust. برای اندرز دادن و اتمام حجت؛ و ما هرگز ستمکار نبوده‌ایم [که مردمی را بدون فرستادن پیامبر نابود کنیم.]///برای اندرز دادن و اتمام حجت؛ و ما هرگز ستمکار نبوده‌ایم [که مردمی را بدون فرستادن پیامبر نابود کنیم.]///تا پندشان دهند. زیرا ما ستمکار نیستیم.///تا آنان را تذکر دهند، و ما ستمکار نبوده‌ایم [که اتمام حجت نکنیم‌]/// [تا آنان را] تذکر [دهند]؛ و ما ستمکار نبوده‌ایم.///تا مایه‌ى پند و عبرت باشد، و ما هرگز ستمکار نبوده‌ایم [که بدون هشدار مجازات کنیم].///این (هلاک بدان) پند و موعظه است (برای خوبان) و ما هرگز به کسی ستم نکردیم.///[برای‌] پندآموزی، و ما ستمگر نبوده‌ایم‌///تا متذکر شوند؛ و ما هرگز ستمکار نبودیم! (که بدون اتمام حجت مجازات کنیم)///یادآوردنی است و نیستیم ما ستمکاران‌///(تا آنان را) یادواره‌ای (باشد). و ما ستمکار نبوده‌ایم. quran_en_fa No evil ones have brought down this (Revelation): قرآن را شیطان‌ها نازل نکرده‌اند،///قرآن را شیطان‌ها نازل نکرده‌اند،///و این قرآن را شیاطین نازل نکرده‌اند.///و آن [قرآن‌] را شیاطین نازل نکرده‌اند///و شیطانها آن را فرود نیاورده‌اند.///و قرآن را شیطان‌ها و جنیان فرونفرستاده‌اند.///و این قرآن را شیاطین فرود نیاوردند (بلکه جبرئیل امین، فرشته خدا نازل ساخته).///و آن را شیاطین نازل نکرده‌اند///شیاطین و جنیان (هرگز) این آیات را نازل نکردند!///و فرود نیاوردندش شیاطین‌///و شیطان‌ها آن را فرود نیاورده‌اند. quran_en_fa It would neither suit them nor would they be able (to produce it). و [نزول قرآن] سزاوار آنان نیست، و قدرت [وحی کردن چنین کتابی را] ندارند،///و [نزول قرآن] سزاوار آنان نیست، و قدرت [وحی کردن چنین کتابی را] ندارند،///آنان نه درخور این کارند و نه توان آن دارند.///و آنها را نسزد و نمى‌توانند///و آنان را نسزد و نمى‌توانند [وحى کنند].///و [نزول قرآن‌] سزاوار آنان نیست. و توان این کار را نیز ندارند.///نه هرگز این گونه سخنان از شیاطین شایسته است و نه قدرت (بر نزول آن) دارند.///و آنان را نرسد، و چنین کاری نتوانند کرد///و برای آنها سزاوار نیست؛ و قدرت ندارند!///و نسزد ایشان را و نتوانند///و هرگز برایشان سزاوار (هم) نیست و (هم) نمی‌توانسته‌اند (آن را فرود آورند). quran_en_fa Indeed they have been removed far from even (a chance of) hearing it. بی تردید آنان از شنیدن [وحی الهی و اخبار ملکوتی] محروم و برکنارند.///بی تردید آنان از شنیدن [وحی الهی و اخبار ملکوتی] محروم و برکنارند.///شیاطین را از شنیدن وحى معزول داشته‌اند.///بى‌تردید آنها از شنیدن [وحى‌] منع شده‌اند///در حقیقت آنها از شنیدن، معزول [و محروم‌] اند.///بى‌شک آنها از شنیدن [اخبار آسمانى] برکنارند.///که البته آنها از استماع وحی الهی معزولند.///چرا که ایشان از شنیدن [وحی‌] برکنار هستند///آنها از استراق سمع (و شنیدن اخبار آسمانها) برکنارند!///همانا ایشانند از شنیدن دورماندگان‌///آنان بی‌گمان از شنیدن (آن وحی ربانی) همواره وازده‌شدگانند. quran_en_fa So call not on any other god with Allah, or thou wilt be among those under the Penalty. پس با خدا معبودی دیگر را مپرست، که از عذاب شدگان خواهی شد.///پس با خدا معبودی دیگر را مپرست، که از عذاب شدگان خواهی شد.///پس با خداى یکتا خداى دیگرى را مخوان تا مباد در شمار مستحقان عذاب درآیى.///پس با خدا معبودى دیگر مخوان که از عذاب شدگان مى‌گردى///پس با خدا، خداى دیگر مخوان که از عذاب‌شدگان خواهى شد.///پس [اى پیامبر!] با خدا معبود دیگرى را نخوان، که از عذاب‌شدگان خواهى بود.///پس با خدای یکتا احدی را معبود مخوان و گرنه از اهل عذاب خواهی شد.///پس در جنب خداوند خدایی دیگر [به نیایش‌] مخوان که از عذاب دیدگان خواهی شد///(ای پیامبر!) هیچ معبودی را با خداوند مخوان، که از معذبین خواهی بود!///پس نخوان با خدا خدائی دیگر را که باشی از عذاب‌شدگان‌///پس با خدا، معبودی دیگر مخوان. (مباد که) از عذاب‌شدگان باشی. quran_en_fa And admonish thy nearest kinsmen, و خویشان نزدیکت را [از عاقبت اعمال زشت] هشدار ده،///و خویشان نزدیکت را [از عاقبت اعمال زشت] هشدار ده،///خویشاوندان نزدیکت را بترسان.///و خویشان نزدیک را هشدار ده///و خویشان نزدیکت را هشدار ده.///و خویشان نزدیکت را هشدار ده!///و (نخست) خویشان نزدیکت را (از خدا) بترسان.///و خاندان خویشاوندت را هشدار ده‌///و خویشاوندان نزدیکت را انذار کن!///و بترسان خویشاوندان خویش را نزدیکان‌///و نزدیکترین نزدیکانت را (از هنگامه‌ی رستاخیز) بیم ده. quran_en_fa And lower thy wing to the Believers who follow thee. و پر و بال [فروتنی و تواضع] خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند بگستر،///و پر و بال [فروتنی و تواضع] خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند بگستر،///در برابر هر یک از مؤمنان که از تو پیروى مى‌کند بال فروتنى فرودآر.///و براى آن مؤمنانى که تو را پیروى کرده‌اند بال [محبت‌] بگستر///و براى آن مؤمنانى که تو را پیروى کرده‌اند، بال خود را فرو گستر.///و براى مؤمنانى که از تو پیروى کرده‌اند، بال [فروتنی] خود را بگستر!///و پر و بال مرحمت بر تمام پیروان با ایمانت به تواضع بگستران.///و در برابر مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند مهربان و فروتن باش‌///و بال و پر خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند بگستر!///و فرود کن بال خود را برای هر که پیرویت کند از مؤمنان‌///و برای آن مؤمنانی که تو را پیروی کرده‌اند، بال خود را فرو گستر. quran_en_fa Then if they disobey thee, say: "I am free (of responsibility) for what ye do!" پس اگر تو را نافرمانی کردند بگو: من از آنچه انجام می‌دهید، بیزارم؛///پس اگر تو را نافرمانی کردند بگو: من از آنچه انجام می‌دهید، بیزارم؛///و اگر بر تو عصیان ورزیدند بگو: من از کارهاى شما بیزارم.///و اگر تو را نافرمانى کردند بگو: من از آنچه مى‌کنید بیزارم///و اگر تو را نافرمانى کردند، بگو: «من از آنچه مى‌کنید بیزارم.»///پس اگر [خویشان نزدیکت،] سرپیچى کردند، بگو: «من قطعا از آنچه انجام مى‌دهید، بیزارم!»///و هرگاه قوم فرمانت را مخالفت کردند به آنها بگو: من خود از کردار (بد) شما بیزارم.///پس اگر از تو سرپیچی کردند بگو که من از آنچه می‌کنید بری و برکنارم‌///اگر تو را نافرمانی کنند بگو: «من از آنچه شما انجام می‌دهید بیزارم!»///پس اگر عصیانت کردند بگو من بیزارم از آنچه می‌کنید///پس اگر (کافران) تو را نافرمانی کردند، (بدیشان) بگو: «من همواره از آنچه می‌کنید بیزارم.» quran_en_fa And put thy trust on the Exalted in Might, the Merciful,- و بر توانای شکست ناپذیر مهربان توکل کن،///و بر توانای شکست ناپذیر مهربان توکل کن،///و بر خداى پیروزمند مهربان توکل کن.///و بر [خداى‌] عزیز مهربان توکل کن///و بر [خداى‌] عزیز مهربان توکل کن،///و بر [خداى] شکست­ناپذیر و مهربان توکل کن.///و توکل بر آن خدای مقتدر مهربان کن.///و بر [خداوند] پیروزمند مهربان توکل کن‌///و بر خداوند عزیز و رحیم توکل کن!///و توکل کن بر خدای عزتمند مهربان‌///و بر (آن خدای) عزیز رحمتگر بر ویژگان توکل کن. quran_en_fa Who seeth thee standing forth (in prayer), هم او که تو را هنگامی که [برای عبادت] می‌ایستی، می‌بیند،///هم او که تو را هنگامی که [برای عبادت] می‌ایستی، می‌بیند،///آن که تو را مى‌بیند آنگاه که برمى‌خیزى.///خدایى که چون [به عبادت‌] بر مى‌خیزى تو را مى‌بیند///آن کس که چون [به نماز] برمى‌خیزى تو را مى‌بیند،///خدایى که چون [به نماز] برمى‌خیزى، تو را مى‌بیند.///آن خدایی که چون (از شوقش به نماز) برخیزی تو را می‌نگرد.///همان که تو را به هنگامی که [برای عبادت‌] برمی‌خیزی می‌بیند///همان کسی که تو را به هنگامی که (برای عبادت) برمی‌خیزی می‌بیند؛///آنکه می‌بیندت گاهی که بپا می‌شوی‌///آن کس که چون بر پا می‌خیزی تو را می‌بیند، quran_en_fa And thy movements among those who prostrate themselves, و گردش و حرکت تو را در میان سجده کنندگان [مشاهده می‌کند،]///و گردش و حرکت تو را در میان سجده کنندگان [مشاهده می‌کند،]///و نماز خواندنت را با دیگر نمازگزاران مى‌بیند.///و حرکت تو را در میان سجده کنندگان [مى‌بیند]///و حرکت تو را در میان سجده‌کنندگان [مى‌نگرد].///و گردش و حرکت تو را در میان سجده‌کنندگان [نیز مى‌بیند].///و به انتقال تو در اهل سجود (و به دوران تحولت از اصلاب شامخه به ارحام مطهره) آگاه است.///و نیز گشتن تو را در میان نمازگزاران‌///و (نیز) حرکت تو را در میان سجده‌کنندگان!///و گردش تو را در سجده‌کنندگان‌///و جابه‌جا شدنت را در میان سجده‌کنندگان می‌نگرد. quran_en_fa For it is He Who heareth and knoweth all things. یقینا او شنوا و داناست.///یقینا او شنوا و داناست.///هرآینه اوست شنواى دانا.///او همان شنواى داناست///او همان شنواى داناست.///زیرا که اوست شنوا و دانا.///که او خدای شنوا و دانا (به گفتار و کردار خلق) است.///چرا که او شنوای داناست‌///اوست خدای شنوا و دانا.///که او است همانا شنوای دانا///بی‌گمان او، (هم) او بسیار شنوای بس داناست. quran_en_fa Shall I inform you, (O people!), on whom it is that the evil ones descend? آیا شما را خبر دهم که شیطان‌ها بر چه کسانی نازل می‌شوند؟///آیا شما را خبر دهم که شیطان‌ها بر چه کسانی نازل می‌شوند؟///آیا شما را آگاه کنم که شیاطین بر چه کسى نازل مى‌شوند؟///آیا شما را خبر دهم که شیاطین بر چه کسى نازل مى‌شوند///آیا شما را خبر دهم که شیاطین بر چه کسى فرود مى‌آیند؟///آیا به شما خبر دهم که شیطان‌ها بر چه کسى فرود مى‌آیند؟///(بگو به کافران که) آیا می‌خواهید من شما را آگاه سازم که شیاطین بر چه کسان نازل می‌شوند؟///آیا شما را آگاه کنم که شیاطین بر چه کسی فرود می‌آیند؟///آیا به شما خبر دهم که شیاطین بر چه کسی نازل می‌شوند؟!///آیا آگهیتان دهم که بر که فرود می‌آیند شیاطین‌///آیا شما را خبر مهمی دهم (که) شیاطین بر چه کسانی دم به دم فرود می‌آیند؟ quran_en_fa They descend on every lying, wicked person, بر هر دروغ پرداز گنه پیشه‌ای نازل می‌شوند،///بر هر دروغ پرداز گنه پیشه‌ای نازل می‌شوند،///بر هر بسیار دروغگوى گنهکار نازل مى‌شوند.///بر هر دروغزن گناهکار نازل مى‌شوند///بر هر دروغزن گناهکارى فرود مى‌آیند،///بر هر دروغ‌ساز گنه‌پیشه‌اى فرود مى‌آیند.///شیاطین بر هر شخص بسیار دروغگوی بدکار نازل می‌شوند.///بر هر تهمت‌زن گناهکاری فرود می‌آیند///آنها بر هر دروغگوی گنهکار نازل می‌گردند؛///فرود آیند بر هر دروغ‌پرداز گنهباری‌///بر هر دروغ‌زن گناهکاری پیاپی فرود می‌آیند، quran_en_fa (Into whose ears) they pour hearsay vanities, and most of them are liars. که گوش [بر القائات و اغواگری‌های شیطان] می‌سپرند، و بیشتر شیطان‌ها دروغگویند،///که گوش [بر القائات و اغواگری‌های شیطان] می‌سپرند، و بیشتر شیطان‌ها دروغگویند،///گوش فرا مى‌دهند و بیشترینشان دروغگویانند.///شنیده‌هاى [خویش‌] را القا مى‌کنند و بیشترشان دروغگویند///که [دزدانه‌] گوش فرا مى‌دارند و بیشترشان دروغگویند،///[این افراد،] به سخنان شیطان‌ها گوش فرامى‌دهند، و بیشترشان دروغگویند.///گوش فرا می‌دهند (تا حرف مؤمنان و قوای قدسی را ربوده و به اتباع خود برسانند) و اکثرشان دروغ می‌گویند (و اندک راست آنها هم برای شبهه کاری و فساد و فتنه انگیزی است).///گوش فرا می‌دهند و بیشترینه آنان دروغگو هستند///آنچه را می‌شنوند (به دیگران) القا می‌کنند؛ و بیشترشان دروغگو هستند!///که فرادهند گوش را و بیشتر ایشانند دروغگویان‌///که (دزدانه) گوش‌هاشان را (برای شنیدن وحی) فرا می‌افکنند و بیشترشان دروغگویانند. quran_en_fa And the Poets,- It is those straying in Evil, who follow them: و [پیامبر، شاعر و خیال پرداز نیست، چون] شاعران [خیال پرداز] را [که حقایق را هجو می‌کنند، و با مطالب بی اساس به واقعیات می‌تازند] گمراهان، پیروی می‌کنند.///و [پیامبر، شاعر و خیال پرداز نیست، چون] شاعران [خیال پرداز] را [که حقایق را هجو می‌کنند، و با مطالب بی اساس به واقعیات می‌تازند] گمراهان، پیروی می‌کنند.///و گمراهان از پى شاعران مى‌روند.///و شاعران را گمراهان پیروى مى‌کنند///و شاعران را گمراهان پیروى مى‌کنند.///[پیامبر خدا شاعر نیست؛ زیرا] از شاعران، گمراهان پیروی می‌کنند.///و شاعران (یاوه سرای کفار مانند عالمان بی‌عمل و مدعیان باطل) را مردم جاهل گمراه پیروی کنند.///و شاعران [کافر] را گمراهان پیروی می‌کنند///(پیامبر اسلام شاعر نیست؛) شاعران کسانی هستند که گمراهان از آنان پیروی می‌کنند.///و شاعران و پیروی کنند گمراهان‌///و شاعران را نادانان فاسد پیروی می‌کنند. quran_en_fa Seest thou not that they wander distracted in every valley?- آیا ندانسته‌ای که آنان در هر وادی [باطلی خیال پردازانه] حیران و سرگردانند؟///آیا ندانسته‌ای که آنان در هر وادی [باطلی خیال پردازانه] حیران و سرگردانند؟///آیا ندیده‌اى که شاعران در هر وادیى سرگشته‌اند؟///آیا ندیده‌اى که آنان در هر وادى [از افکار خیالى‌] سرگردانند///آیا ندیده‌اى که آنان در هر وادیى سرگردانند؟///آیا ندیدی که آنان در هر وادی [خیالی‌] سرگشته‌اند؟///آیا ننگری که آنها خود به هر وادی حیرت سرگشته‌اند؟///آیا نمی‌نگری که ایشان در هر وادی سرگشته‌اند///آیا نمی‌بینی آنها در هر وادی سرگردانند؟///آیا نبینی که ایشانند در هر بیغوله‌ای سرگردان‌///آیا ندیده‌ای که آنان در هر وادی‌ای در مدح و ذم (این و آن) بسی دلباخته‌اند؟ quran_en_fa And that they say what they practise not?- و مطالبی می‌گویند که خود عمل نمی‌کنند،///و مطالبی می‌گویند که خود عمل نمی‌کنند،///و چیزها مى‌گویند که خود عمل نمى‌کنند؟///و آنان چیزهایى مى‌گویند که انجام نمى‌دهند///و آنانند که چیزهایى مى‌گویند که انجام نمى‌دهند.///و مطالبی می‌گویند که [خود] به آن عمل نمی‌کنند؟///و آنها بسیار سخنان می‌گویند که یکی را عمل نمی‌کنند.///و ایشان چیزهایی می‌گویند که خود انجام نمی‌دهند///و سخنانی می‌گویند که (به آنها) عمل نمی‌کنند؟!///و آنکه گویند آنچه را نکنند///و همانان چیزهایی می‌گویند که بی‌امان انجام نمی‌دهند. quran_en_fa Except those who believe, work righteousness, engage much in the remembrance of Allah, and defend themselves only after they are unjustly attacked. And soon will the unjust assailants know what vicissitudes their affairs will take! مگر آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند و خدا را بسیار یاد کردند و پس از آنکه [با شعرهای باطل دشمنان، هجویات مشرکان و یاوه‌های کافران] مورد ستم قرار گرفتند [با شعرهای توحیدی و اصیل و استوار خود] به انتقام گرفتن [از دشمن و دفاع از خویش] برخاستند، و کسانی که ستم کرده‌اند، به زودی خواهند دانست که به چه بازگشت گاهی باز خواهند گشت؟!///مگر آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند و خدا را بسیار یاد کردند و پس از آنکه [با شعرهای باطل دشمنان، هجویات مشرکان و یاوه‌های کافران] مورد ستم قرار گرفتند [با شعرهای توحیدی و اصیل و استوار خود] به انتقام گرفتن [از دشمن و دفاع از خویش] برخاستند، و کسانی که ستم کرده‌اند، به زودی خواهند دانست که به چه بازگشت گاهی باز خواهند گشت؟!///مگر آنان که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند و خدا را فراوان یاد کردند و چون مورد ستم واقع شدند انتقام گرفتند. و ستمکاران به زودى خواهند دانست که به چه مکانى باز مى‌گردند.///مگر کسانى که ایمان آورده، کارهاى شایسته نموده، خدا را بسیار یاد کردند و پس از ستم دیدن به دفاع و نصرت خواهى برخاستند. و کسانى که ستم کردند به زودى خواهند دانست به کدام بازگشتگاهى بر مى‌گردند///مگر کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده و خدا را بسیار به یاد آورده و پس از آنکه مورد ستم قرار گرفته‌اند یارى خواسته‌اند. و کسانى که ستم کرده‌اند به زودى خواهند دانست به کدام بازگشتگاه برخواهند گشت.///مگر آن شاعرانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کرده‌اند و خدا را بسیار یاد کردند، و پس از آن که مورد ستم قرار گرفتند، [با شعرهاى توحیدى،] به دفاع از خویش [و مؤمنان] برخاستند. و کسانى که ستم کرده‌اند، به زودى خواهند دانست که به کدام بازگشت‌گاه بازخواهند گشت!///مگر آن شاعران که اهل ایمان و نیکوکار بوده و یاد خدا بسیار کردند و برای انتقام از (هجو و) ستمی که در حق آنها (و سایر مؤمنان) شده (به نظم سخن و طبع شعر) به انتقام و دفاع برخاستند (و به شمشیر زبان با دشمنان دین جهاد کردند، آنان را مؤمنان پیروی خواهند کرد) و آنان که ظلم و ستم کردند به زودی خواهند دانست که به چه کیفر گاهی و دوزخ انتقامی بازگشت می‌کنند.///مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند و خداوند را بسیار یاد می‌کنند، و پس از آنکه ستم دیده‌اند انتقامشان را گرفته‌اند، و کسانی که ستم کرده‌اند زودا که بدانند که به چه بازگشتگاهی راه خواهند برد///مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام می‌دهند و خدا را بسیار یاد می‌کنند، و به هنگامی که مورد ستم واقع می‌شوند به دفاع از خویشتن (و مؤمنان) برمی‌خیزند (و از شعر در این راه کمک می‌گیرند)؛ آنها که ستم کردند به زودی می‌دانند که بازگشتشان به کجاست!///مگر آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند و یاد کردند خدا را بسیار و یاری جستند پس از آن که ستم شدند و زود است بدانند آنان که ستم کردند چه بازگشتگاهی بازمی‌گردند///مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته‌ی (ایمان) کرده و خدا را بسیار به یاد آورده، و پس از آنکه مورد ستم قرار گرفته‌اند یاری خواسته‌اند. و کسانی که ستم کرده‌اند به زودی خواهند دانست (به) چه دگرگونی‌ای (در زمان و مکانی) دگرگون می‌گردند. quran_en_fa These are verses of the Qur'an,-a book that makes (things) clear; طس این آیات [باعظمت] قرآن و کتابی روشنگر است،///طس این آیات [باعظمت] قرآن و کتابی روشنگر است،///طا، سین. این است آیات قرآن و کتاب روشنگر.///طا، سین. این آیات قرآن و کتاب روشنگر است///طا، سین. این است آیات قرآن و [آیات‌] کتابى روشنگر،///طا، سین. آن است آیات قرآن و کتاب روشنگر.///طس (شاید اشاره به سوره است یا نام خدا یا رسول است که به آن قسم یاد شده) این آیات قرآن (بزرگ) و کتاب روشن خداست.///طس [طا سین‌] این آیات قرآن و کتابی روشنگر است‌///طس - این آیات قرآن و کتاب مبین است،///طس این است آیتهای قرآن و کتابی آشکار///طس. این‌هاست آیات قرآن و کتابی روشنگر. quran_en_fa A guide: and glad tidings for the believers,- [که سراسر] هدایت کننده [انسان‌ها] و برای مؤمنان مژده دهنده است.///[که سراسر] هدایت کننده [انسان‌ها] و برای مؤمنان مژده دهنده است.///رهنمون و مژده‌اى است براى مؤمنان:///که هدایت و بشارتى براى مؤمنان است///که [مایه‌] هدایت و بشارت براى مؤمنان است.///که [وسیله‌ى] هدایت و بشارت براى اهل ایمان است.///که هدایت و بشارت برای اهل ایمان است.///رهنمود و مژده‌بخش مؤمنان‌///وسیله هدایت و بشارت برای مؤمنان است؛///هدایت و بشارتی برای مؤمنان‌///حال آنکه هدایت و بشارتی است برای مؤمنان. quran_en_fa Those who establish regular prayers and give in regular charity, and also have (full) assurance of the hereafter. همانان که نماز برپا می‌دارند و زکات می‌پردازند، و قاطعانه به آخرت یقین دارند؛///همانان که نماز برپا می‌دارند و زکات می‌پردازند، و قاطعانه به آخرت یقین دارند؛///آنان که نماز مى‌گزارند و زکات مى‌دهند و به روز قیامت یقین دارند.///همانان که نماز برپا مى‌دارند و زکات مى‌دهند و ایشان به آخرت یقین دارند///همانان که نماز برپا مى‌دارند و زکات مى‌دهند و خود به آخرت یقین دارند.///کسانى که نماز برپامى‌دارند و زکات مى‌پردازند، و تنها ایشانند که به آخرت یقین دارند.///آنان که نماز به پا می‌دارند و زکات می‌دهند و کاملا به عالم آخرت یقین دارند.///کسانی که نماز را برپا می‌دارند و زکات را می‌پردازند و به آخرت ایقان دارند///همان کسانی که نماز را برپا می‌دارند، و زکات را ادا می‌کنند، و آنان به آخرت یقین دارند.///آنان که بپا می‌دارند نماز را و می‌دهند زکات را و ایشانند به آخرت یقین دارندگان‌///کسانی که نماز را بر پا می‌دارند و زکات را می‌دهند و آنان، (هم) آنان به آخرت یقین می‌آورند. quran_en_fa As to those who believe not in the Hereafter, We have made their deeds pleasing in their eyes; and so they wander about in distraction. به راستی کسانی که به آخرت ایمان ندارند، اعمال [زشتشان] را در نظرشان آراستیم، پس همواره در حیرت و سرگردانی اند،///به راستی کسانی که به آخرت ایمان ندارند، اعمال [زشتشان] را در نظرشان آراستیم، پس همواره در حیرت و سرگردانی اند،///اعمال آنهایى را که به آخرت ایمان ندارند در نظرشان بیاراستیم. از این روى سرگشته مانده‌اند.///بى‌تردید کسانى که به آخرت ایمان نمى‌آورند کارهایشان را در نظرشان آراسته‌ایم، از این رو ایشان سرگشته‌اند///کسانى که به آخرت ایمان ندارند، کردارهایشان را در نظرشان بیاراستیم [تا همچنان‌] سرگشته بمانند.///کسانى که به آخرت ایمان ندارند، کارهاى [زشت] شان را براى آنان زیبا جلوه مى‌دهیم تا [همچنان] سرگشته باشند.///همانا آنان که ایمان به عالم آخرت نمی‌آورند (پس از اتمام حجت) ما اعمالشان را در نظرشان جلوه دهیم و آنها به کلی گمراه و سرگشته شوند.///بی‌گمان کسانی که به آخرت ایمان ندارند کار و کردارشان را در چشمشان آراسته جلوه می‌دهیم، و ایشان سرگشته‌اند///کسانی که به آخرت ایمان ندارند، اعمال (بد) شان را برای آنان زینت می‌دهیم بطوری که سرگردان می‌شوند.///همانا آنان که ایمان نیارند به آخرت آراستیم برای ایشان کارهای ایشان را پس ایشانند سرگردانان‌///بی‌گمان کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند، کردارهایشان را برایشان بیاراستیم؛ پس ایشان سرگشته می‌گردند. quran_en_fa Such are they for whom a grievous Penalty is (waiting); and in the Hereafter theirs will be the greatest loss. اینان کسانی هستند که عذاب سختی برای آنان است و بی تردید آنان در آخرت زیانکارترین [مردم] اند.///اینان کسانی هستند که عذاب سختی برای آنان است و بی تردید آنان در آخرت زیانکارترین [مردم] اند.///ایشان همان کسانند که عذاب سخت از آن آنهاست و در آخرت زیانکارترند.///آنان کسانى‌اند که عذاب سختى برایشان خواهد بود و در آخرت از همه زیانکارترند///آنان کسانى‌اند که عذاب سخت براى ایشان خواهد بود، و در آخرت، خود زیانکارترین [مردم‌] اند.///آنان کسانى هستند که عذاب بد [و دردناک] خواهد داشت. و آنان در قیامت زیانکارترین افرادند.///آنها را هم (در دنیا) سخت‌ترین عذاب است و هم در آخرت زیانکارترین خلقند.///اینان کسانی هستند که عذاب سخت را [در پیش‌] دارند و در آخرت زیانکارترین [انسانها] هستند///آنان کسانی هستند که عذاب بد (و دردناک) برای آنهاست؛ و آنها در آخرت، زیانکارترین مردمند!///آنانند که برای ایشان است زشتی عذاب و ایشانند در آخرت زیانمندان‌///آنان کسانی‌اند که بدی عذاب برایشان است و آنان در آخرت، همانا زیانکارترین (مکلفان) اند. quran_en_fa As to thee, the Qur'an is bestowed upon thee from the presence of one who is wise and all-knowing. یقینا تو قرآن را از نزد حکیمی دانا فرا می‌گیری.///یقینا تو قرآن را از نزد حکیمی دانا فرا می‌گیری.///تو کسى هستى که قرآن از جانب خداى حکیم و دانا به تو تلقین مى‌شود.///و حقا این قرآن از سوى حکیمى دانا بر تو القا مى‌شود///و حقا تو قرآن را از سوى حکیمى دانا دریافت مى‌دارى.///به یقین که تو قرآن را از سوى حکیمى دانا دریافت مى‌کنى.///و تو (ای رسول ما) آیات قرآن (عظیم) از جانب خدایی حکیم و دانا (به وحی) بر تو القا می‌شود.///و تو قرآن را از پیشگاه فرزانه‌ای دانا فرا می‌گیری‌///به یقین این قرآن از سوی حکیم و دانایی بر تو القا می‌شود.///و همانا تو داده می‌شوی قرآن را از نزد حکیمی دانا///و همواره تو قرآن را به‌راستی از نزد حکیمی بس دانا به‌درستی - به گونه‌ای مماس - دریافت می‌داری. quran_en_fa Behold! Moses said to his family: "I perceive a fire; soon will I bring you from there some information, or I will bring you a burning brand to light our fuel, that ye may warm yourselves. [یاد کن] هنگامی را که موسی به خانواده‌اش گفت: به راستی من آتشی را از دور دیدم، به زودی خبری از آن برای شما می‌آورم، یا از آن شعله‌ای برگرفته به شما می‌رسانم تا خود را گرم کنید،///[یاد کن] هنگامی را که موسی به خانواده‌اش گفت: به راستی من آتشی را از دور دیدم، به زودی خبری از آن برای شما می‌آورم، یا از آن شعله‌ای برگرفته به شما می‌رسانم تا خود را گرم کنید،///موسى به خانواده خود گفت: من از دور آتشى دیدم، زودا که از آن برایتان خبرى بیاورم یا پاره آتشى. شاید گرم شوید.///[یاد آر] هنگامى را که موسى به خانواده‌ى خود گفت: من آتشى دیدم، به زودى براى شما خبرى از آن خواهم آورد یا شعله آتشى براى شما مى‌آورم تا گرم شوید/// [یادکن‌] هنگامى را که موسى به خانواده خود گفت: «من آتشى به نظرم رسید، به زودى براى شما خبرى از آن خواهم آورد، یا شعله آتشى براى شما مى‌آورم، باشد که خود را گرم کنید.»///[یاد کن] هنگامی که موسى به خانواده‌ى خود گفت: «من آتشى دیدم، به زودى براى شما خبرى از آن خواهم آورد، یا شعله‌ى آتشى براى شما مى‌آورم، باشد که خود را گرم کنید.»///(به یاد آر) هنگامی که موسی (وقت بیچارگی و درد حمل زن در آن بیابان سرد و ظلمت نوری دید و) به اهل بیتش گفت: مرا آتشی به نظر آمد می‌روم تا از آن به زودی خبری برایتان بیاورم یا شاید برای گرم شدن شما شعله‌ای برگیرم.///چنین بود که موسی به خانواده‌اش گفت من آتشی می‌بینم، به زودی از آن خبری برای شما می‌آورم یا شعله اخگری برایتان می‌آورم باشد که گرم شوید///(به خاطر بیاور) هنگامی را که موسی به خانواده خود گفت: «من آتشی از دور دیدم؛ (همین جا توقف کنید؛) بزودی خبری از آن برای شما می‌آورم، یا شعله آتشی تا گرم شوید.»///هنگامی که گفت موسی به خاندانش که احساس کردم آتشی زود است بیارم شما را از آن خبری یا بیارم شما را اخگری گیرانه شاید گرم شوید///چون موسی به خانواده‌ی خود گفت: «من به‌راستی با آتشی انس گرفتم، به زودی برای شما خبری از آن خواهم آورد، یا شعله‌ی آتشی برای شما می‌آورم، شاید گیرانه‌ای (از آن) برگیرید.» quran_en_fa But when he came to the (fire), a voice was heard: "Blessed are those in the fire and those around: and glory to Allah, the Lord of the worlds. پس هنگامی که نزد آن آمد، ندا رسید که پربرکت باد آنکه در آتش است و آنکه پیرامون آن است، و منزه و پاک است خدا که پروردگار جهانیان است.///پس هنگامی که نزد آن آمد، ندا رسید که پربرکت باد آنکه در آتش است و آنکه پیرامون آن است، و منزه و پاک است خدا که پروردگار جهانیان است.///چون به آتش رسید، ندایش دادند که برکت داده شده، آن که درون آتش است و آن که در کنار آن است. و منزه است خداى یکتا، آن پروردگار جهانیان.///چون نزد آن آمد، ندایى برخاست که: مبارک باد آن که در آتش است و آن که در اطراف آن است (موسى و فرشتگان)، و منزه است خدا پروردگار جهانیان///چون نزد آن آمد، آوا رسید که: «خجسته [و مبارک گردید] آنکه در کنار این آتش و آنکه پیرامون آن است، و منزه است خدا، پروردگار جهانیان.»///پس همین که نزد آن آمد، ندا داده شد که: «آن که در آتش است و آن که اطراف آن است، پر برکت باد. و منزه است خداوندى که پروردگار جهانیان است.///چون موسی بدان آتش نزدیک شد او را ندا کردند که آن کس را که در (اشتیاق) این آتش است یا به گردش (در طلب) است (مقدمش به لطف حق) مبارک باد، و منزه است خدا که آفریننده عوالم بی‌حد و نهایت است.///و چون به نزدیک آن آمد، ندا داده شد که هر کس در نزدیک آتش و پیرامون آن است، برکت یافته است، و پاک است خداوندی که پروردگار جهانیان است‌///هنگامی که نزد آتش آمد، ندایی برخاست که: «مبارک باد آن کس که در آتش است و کسی که در اطراف آن است [= فرشتگان و موسی‌] و منزه است خداوندی که پروردگار جهانیان است!///پس هنگامی که بیامدش خوانده شد که خجسته باد آنکه در آتش است و آنکه پیرامون آن است و منزه است خدا پروردگار جهانیان‌///پس چون نزد آن آتش آمد، آوازی بلند در رسیدش: «مبارک گردید آن که در این آتش [: نور وحی] و آن که پیرامون آن است و منزه است خدا، پروردگار جهانیان.» quran_en_fa "O Moses! verily, I am Allah, the exalted in might, the wise!.... ای موسی! یقینا منم خدای توانای شکست ناپذیر و حکیم،///ای موسی! یقینا منم خدای توانای شکست ناپذیر و حکیم،///اى موسى، من خداى پیروزمند حکیم هستم.///اى موسى! این منم خداى شکست ناپذیر حکیم/// «اى موسى، این منم خداى عزیز حکیم.»///اى موسى! این منم! خداى عزیز حکیم!///(از آن آتش شجر طور ندا آمد) ای موسی، همانا منم خدای مقتدر دانای درستکار.///ای موسی آن منم که خداوند پیروزمند فرزانه هستم‌///ای موسی! من خداوند عزیز و حکیمم!///ای موسی همانا منم خداوند عزتمند حکیم‌///«ای موسی! همانا او، منم؛ خدای عزیز حکیم.» quran_en_fa "Now do thou throw thy rod!" But when he saw it moving (of its own accord) as if it had been a snake, he turned back in retreat, and retraced not his steps: "O Moses!" (it was said), "Fear not: truly, in My presence, those called as messengers have no fear,- و عصایت را بیفکن. پس وقتی آن را دید که تند و شتابان حرکت می‌کند، گویا ماری باریک و تیزرو است، پشت کنان رو به فرار گذاشت و به پشت برنگشت. [ندا رسید:] ای موسی! نترس که پیامبران [به سبب دارا بودن مقام عصمت و پاکی از گناه،] نزد من نمی‌ترسند،///و عصایت را بیفکن. پس وقتی آن را دید که تند و شتابان حرکت می‌کند، گویا ماری باریک و تیزرو است، پشت کنان رو به فرار گذاشت و به پشت برنگشت. [ندا رسید:] ای موسی! نترس که پیامبران [به سبب دارا بودن مقام عصمت و پاکی از گناه،] نزد من نمی‌ترسند،///عصایت را بیفکن. چون دیدش که همانند مارى مى‌جنبد، گریزان بازگشت و به عقب ننگریست. اى موسى، مترس. پیامبران نباید که در نزد من بترسند.///و عصایت را بیفکن. پس چون دیدش همانند مارى [به سرعت‌] مى‌خزد، پشت کرده گریخت و به عقب خود نگاه نکرد. [خطاب شد:] اى موسى! مترس که رسولان نزد من نمى‌ترسند///و عصایت را بیفکن. پس چون آن را همچون مارى دید که مى‌جنبد، پشت گردانید و به عقب بازنگشت. «اى موسى، مترس که فرستادگان پیش من نمى‌ترسند.///و عصایت را بیفکن!» پس همین که آن را دید چنان جست­وخیز مى‌کند، که گویا مارى کوچک است، پشت‌کنان فرار کرد و به عقب برنگشت. [گفتیم:] «اى موسى! نترس! که فرستادگان در آستان من نمى‌ترسند،///و تو عصای خود بیفکن، چون موسی (عصا افکند و ناگاه) بر آن نگریست که به جنبش و هیجان در آمد چنانکه اژدهایی مهیب گردید، رو به فرار نهاد و دیگر واپس نگردید، (در آن حال بدو خطاب شد) ای موسی مترس که پیغمبران در حضور من هرگز نمی‌ترسند.///و عصایت را بینداز، آنگاه که آن را نگریست که می‌جنبید گویی که ماری است، پشت کرد [و پا به فرار گذاشت‌] و برنگشت [گفته شد] ای موسی مترس که پیامبران در پیشگاه من نمی‌ترسند///و عصایت را بیفکن! -هنگامی که (موسی) به آن نگاه کرد، دید (با سرعت) همچون ماری به هر سو می‌دود (ترسید و) به عقب برگشت، و حتی پشت سر خود را نگاه نکرد- ای موسی! نترس، که رسولان در نزد من نمی‌ترسند!///و بیفکن عصای خویش را پس گاهی که نگریستش می‌جنبد گوئیا ماری زبر و سبکخیز است بازگشت پشت‌کننده و به پشت برنگشت ای موسی نترس همانا نترسد نزد من فرستادگان‌///«و اینکه عصایت را بیفکن.» پس چون آن را همچون ماری کوچک بدید که می‌جنبد، (بدان) پشت گردانید و به عقب (هم نگاه خود را) باز نگردانید: «ای موسی! مترس که فرستادگان (من) هرگز نزد من نمی‌ترسند؛» quran_en_fa "But if any have done wrong and have thereafter substituted good to take the place of evil, truly, I am Oft-Forgiving, Most Merciful. مگر کسی که ستم کند [که او باید بترسد]؛ ولی زمانی که پس از بدی نیکی را [که ایمان و کار شایسته است] جایگزین آن نماید [از عذاب من در امان است و نباید بترسد]؛ زیرا من بسیار آمرزنده و مهربانم،///مگر کسی که ستم کند [که او باید بترسد]؛ ولی زمانی که پس از بدی نیکی را [که ایمان و کار شایسته است] جایگزین آن نماید [از عذاب من در امان است و نباید بترسد]؛ زیرا من بسیار آمرزنده و مهربانم،///مگر کسى که مرتکب گناهى شده باشد و پس از بدکارى، نیکوکار شود. زیرا من آمرزنده و مهربانم.///مگر کسى که ستم کند، آن‌گاه بدى را به نیکى تبدیل نماید، پس البته من آمرزنده‌ى مهربانم///لیکن کسى که ستم کرده سپس -بعد از بدى- نیکى را جایگزین [آن‌] گردانیده، [بداند] که من آمرزنده مهربانم.///مگر کسى که ستم کند؛ سپس بعد از بدى، کار خوبى را جایگزین نماید. همانا که من بخشنده‌ى مهربانم.///(ستمکاران عالم باید بترسند) مگر کسی که ستم و کار بد کند آن‌گاه به زودی (توبه کند و) نیکویی را جایگزین بدی کند (تا خدایش ببخشد) که همانا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///مگر کسی که ستمی کرده باشد، سپس نیکوکاری را جانشین گناه کرده باشد، که آنگاه من آمرزگار مهربانم‌///مگر کسی که ستم کند؛ سپس بدی را به نیکی تبدیل نماید، که (توبه او را می‌پذیرم، و) من غفور و رحیمم!///مگر آنکه ستم کند پس جایگزین گرداند خوبی را پس از بدی که منم همانا آمرزنده مهربان‌///«مگر کسی که ستم کرد. سپس - بعد از بدی - نیکی را جایگزین (آن) گردانید، پس من همواره بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگانم.» quran_en_fa "Now put thy hand into thy bosom, and it will come forth white without stain (or harm): (these are) among the nine Signs (thou wilt take) to Pharaoh and his people: for they are a people rebellious in transgression." و دستت را در گریبانت کن تا بدون هیچ عیبی، سفید و درخشان بیرون آید، [با این دو معجزه که در ضمن] نه معجزه است به سوی فرعون و قومش [برو] که قطعا آنان گروهی نافرمانند؛///و دستت را در گریبانت کن تا بدون هیچ عیبی، سفید و درخشان بیرون آید، [با این دو معجزه که در ضمن] نه معجزه است به سوی فرعون و قومش [برو] که قطعا آنان گروهی نافرمانند؛///دستت را در گریبان ببر تا بى‌هیچ آسیبى سفید بیرون آید. با نه نشانه نزد فرعون و قومش برو که مردمى عصیانگرند.///و دستت را در گریبانت کن تا بى‌هیچ عیبى، سفید و درخشان بیرون آید، [این‌] در زمره‌ى معجزات نه گانه‌اى است [که تو با آنها] به سوى فرعون و قومش [فرستاده مى‌شوى‌] همانا آنان قومى فاسقند///و دستت را در گریبانت کن تا سپید بى‌عیب بیرون آید. [اینها] از [جمله‌] نشانه‌هاى نه‌گانه‌اى است [که باید] به سوى فرعون و قومش [ببرى‌]، زیرا که آنان مردمى نافرمانند.///و دستت را در گریبانت کن؛ تا بدون هیچ عیبى، سپید و درخشان بیرون آید، [این معجزه] در زمره‌ى معجزات نه‌گانه است [که تو با آنها] به سوى فرعون و قومش [فرستاده مى‌شوى] که آنان قومى فاسق­اند.»///و دست در گریبان خود کن تا چون بیرون آید نه از مرض (برص، بلکه از نظر لطف خدا) سپید و روشن (چون ماه تابان) گردد، آن گاه با نه معجز الهی (یعنی عصا و ید بیضا و ملخ و قمل و ضفدع و خون و شکافتن دریا و کوه و طوفان) به سوی فرعون و قومش که گروهی فاسق و نابکارند به رسالت روانه شو.///و دستت را در گریبانت کن، تا سپید و درخشان بدون هیچ بیماری [پیسی‌] بیرون آید [و با] معجزات نه‌گانه به سوی فرعون و قومش [برو] که ایشان قومی نافرمانند///و دستت را در گریبانت داخل کن؛ هنگامی که خارج می‌شود، سفید و درخشنده است بی آنکه عیبی در آن باشد؛ این در زمره معجزات نه‌گانه‌ای است که تو با آنها بسوی فرعون و قومش فرستاده می‌شوی؛ آنان قومی فاسق و طغیانگرند!»///و فرو بر دستت را در گریبان خود برون آید درخشنده بی‌آزاری در نه آیت بسوی فرعون و قومش که همانا بودند قومی فاسقان‌///«و دستت را در گریبانت ببر تا سپیدی بی‌عیب برون آید؛ در نشانه‌های نه‌گانه‌ای (که باید) سوی فرعون و قومش (ببری). آنان بی‌گمان مردمی نافرمان بوده‌اند.» quran_en_fa But when Our Signs came to them, that should have opened their eyes, they said: "This is sorcery manifest!" هنگامی که معجزات روشن ما به سویشان آمد، گفتند: این جادویی آشکار است.///هنگامی که معجزات روشن ما به سویشان آمد، گفتند: این جادویی آشکار است.///چون نشانه‌هاى روشنگر ما را دیدند گفتند: این جادویى آشکار است.///پس هنگامى که آیات ما روشنگرانه به سویشان آمد، گفتند: این سحرى آشکار است///و هنگامى که آیات روشنگر ما به سویشان آمد گفتند: «این سحرى آشکار است.»///پس چون آیات و معجزات روشنگر ما به سویشان آمد، گفتند: «این جادویى است آشکار!»///اما چون آیات و معجزات ما به طور روشن به آنها ارائه شد گفتند که این سحر بودنش روشن و آشکار است.///و چون آیات ما روشنگرانه به سر وقت آنان آمد، گفتند این جادویی آشکار است‌///و هنگامی که آیات روشنی‌بخش ما به سراغ آنها آمد گفتند: «این سحری است آشکار!»///پس هنگامی که بیامدشان آیتهای ما روشن گفتند این است جادویی آشکار///پس چون نشانه‌‌های ما -بینا کننده- برایشان آمد گفتند: «این سحری آشکارگر است.» quran_en_fa And they rejected those Signs in iniquity and arrogance, though their souls were convinced thereof: so see what was the end of those who acted corruptly! و آنها را در حالی که باطنشان به الهی بودن آن معجزات یقین داشت، ستمکارانه وبرتری جویانه انکار کردند. پس با تأمل بنگر که سرانجام مفسدان چگونه بود؟!///و آنها را در حالی که باطنشان به الهی بودن آن معجزات یقین داشت، ستمکارانه وبرتری جویانه انکار کردند. پس با تأمل بنگر که سرانجام مفسدان چگونه بود؟!///با آنکه در دل به آن یقین آورده بودند، ولى از روى ستم و برترى‌جویى انکارش کردند. پس بنگر که عاقبت تبهکاران چگونه بود.///و با آن که باطنشان بدان یقین داشت، از روى ظلم و تکبر آن را انکار کردند. پس ببین عاقبت مفسدان چگونه شد///و با آنکه دلهایشان بدان یقین داشت، از روى ظلم و تکبر آن را انکار کردند. پس ببین فرجام فسادگران چگونه بود.///و با آن که در دل به آن یقین داشتند، از روى ستم و برترى‌جویى، انکارش کردند. پس بنگر که فرجام تبهکاران چگونه است؟///و با آنکه پیش نفس خود به یقین دانستند که آنها معجزه خداست باز از کبر و نخوت و ستمگری انکار آن کردند، پس بنگر تا عاقبت آن مردم فاسد به کجا انجامید (و چگونه هلاک شدند).///و آنها را از در ستم و سرکشی انکار کردند، و حال آنکه دلهایشان آنها را باور داشت، بنگر که سرانجام اهل فساد چگونه بود///و آن را از روی ظلم و سرکشی انکار کردند، در حالی که در دل به آن یقین داشتند! پس بنگر سرانجام تبهکاران (و مفسدان) چگونه بود!///و انکار کردند آنها را حالی که یقین بدانها داشت دلهای ایشان به ستم و سرکشی پس بنگر چگونه بود فرجام تبهکاران‌///و حال آنکه (از عمق) جان‌هایشان به آن (نشانه‌های ربانی) یقین داشتند، از روی ظلم و تکبر آنها را انکار (و انگار) کردند. پس بنگر (که) فرجام افسادگران چگونه بود. quran_en_fa We gave (in the past) knowledge to David and Solomon: And they both said: "Praise be to Allah, Who has favoured us above many of his servants who believe!" و یقینا ما به داود و سلیمان، دانش [ویژه] دادیم، و آن دو گفتند: همه ستایش‌ها ویژه خداست، همان که ما را بر بسیاری از بندگان مؤمن خود برتری عطا کرده است،///و یقینا ما به داود و سلیمان، دانش [ویژه] دادیم، و آن دو گفتند: همه ستایش‌ها ویژه خداست، همان که ما را بر بسیاری از بندگان مؤمن خود برتری عطا کرده است،///ما به داود و سلیمان دانش دادیم. گفتند: سپاس از آن خدایى است که ما را بر بسیارى از بندگان مؤمن خود برترى داد.///و به راستى به داود و سلیمان دانشى عطا کردیم، و گفتند: ستایش خدایى را که ما را بر بسیارى از بندگان مؤمنش برترى داده است///و به راستى به داوود و سلیمان دانشى عطا کردیم، و آن دو گفتند: «ستایش خدایى را که ما را بر بسیارى از بندگان باایمانش برترى داده است.»///و به راستى به داود و سلیمان، دانشى [ویژه] عطا کردیم، و آن دو گفتند: «ستایش، مخصوص خداوندى است که ما را بر بسیارى از بندگان مؤمنش برترى بخشید.»///و همانا ما به داود و سلیمان مقام دانشی بزرگ عطا کردیم و گفتند: ستایش و سپاس خدای را که ما را بر بسیاری از بندگان با ایمانش فضیلت و برتری عطا فرمود.///و به راستی به داوود و سلیمان دانشی بخشیدیم و هر دو گفتند سپاس خداوند را که ما را بر بسیاری از بندگان مؤمنش برتری داد///و ما به داوود و سلیمان، دانشی عظیم دادیم؛ و آنان گفتند: «ستایش از آن خداوندی است که ما را بر بسیاری از بندگان مؤمنش برتری بخشید.»///و همانا ارزانی داشتیم به داود و سلیمان دانشی و گفتند سپاس خدای را که برتری داد ما را بر بسیاری از بندگان او مؤمنان‌///و همواره به داوود و سلیمان به‌راستی علمی (وحیانی) دادیم، و آن دو گفتند: «تمام ستایش‌ها در انحصار خدایی است که ما را بر بسیاری از بندگان باایمانش برتری داده است.» quran_en_fa And Solomon was David's heir. He said: "O ye people! We have been taught the speech of birds, and on us has been bestowed (a little) of all things: this is indeed Grace manifest (from Allah.)" و سلیمان وارث داود شد و گفت: ای مردم! [معرفت و آگاهی به] زبان و منطق پرندگان را به ما آموخته‌اند، و از هر چیزی [که به پیامبران و پادشاهان داده‌اند] به ما عطا کرده‌اند، یقینا این امتیاز و برتری آشکاری است.///و سلیمان وارث داود شد و گفت: ای مردم! [معرفت و آگاهی به] زبان و منطق پرندگان را به ما آموخته‌اند، و از هر چیزی [که به پیامبران و پادشاهان داده‌اند] به ما عطا کرده‌اند، یقینا این امتیاز و برتری آشکاری است.///و سلیمان وارث داود شد و گفت: اى مردم، به ما زبان مرغان آموختند و از هر نعمتى ارزانى داشتند. و این عنایتى است آشکار.///و سلیمان وارث داود شد، و گفت: اى مردم! ما زبان پرندگان را تعلیم یافته‌ایم و از هر چیزى [بهره‌اى‌] داده شده‌ایم. راستى این همان تفضل آشکار است///و سلیمان از داوود میراث یافت و گفت: «اى مردم، ما زبان پرندگان را تعلیم یافته‌ایم و از هر چیزى به ما داده شده است. راستى که این همان امتیاز آشکار است.»///و سلیمان، وارث داود شد. و گفت: «اى مردم! به ما زبان پرندگان آموخته‌اند، و از هرچیز، [بهره‌اى] به ما عطا شده؛ بى‌گمان این، همان برترى آشکار است.»///و سلیمان وارث (ملک) داود شد (و مقام سلطنت و خلافت یافت) و گفت: ای مردم، ما را زبان مرغان آموختند و از هرگونه نعمت عطا کردند، این همان فضل و بخشش آشکار است.///و سلیمان از داوود میراث برد و گفت ای مردم به ما [فهم‌] زبان مرغان آموخته شده است، و بسی چیزها به ما بخشیده شده است، این بخششی آشکار است‌///و سلیمان وارث داوود شد، و گفت: «ای مردم! زبان پرندگان به ما تعلیم داده شده، و از هر چیز به ما عطا گردیده؛ این فضیلت آشکاری است.»///و ارث برد سلیمان از داود و گفت ای مردم آموخته شدیم سخن مرغان را و داده شدیم از همه چیز همانا این است هر آینه فضلی آشکار///و سلیمان از داوود میراث یافت و گفت: «ای مردمان! ما زبان پرندگان را آموخته‌ایم و از هر چیزی (همانندش) داده شده‌ایم. به‌راستی این همانا فضلیت روشنگر است.» quran_en_fa And before Solomon were marshalled his hosts,- of Jinns and men and birds, and they were all kept in order and ranks. و برای سلیمان، سپاهیانش از پریان و آدمیان و پرندگان گردآوری شدند، [و آنان را از حرکت باز می‌داشتند] تا گروه‌های دیگر به آنان ملحق شوند؛///و برای سلیمان، سپاهیانش از پریان و آدمیان و پرندگان گردآوری شدند، [و آنان را از حرکت باز می‌داشتند] تا گروه‌های دیگر به آنان ملحق شوند؛///سپاهیان سلیمان از جن و آدمى و پرنده گرد آمدند و آنها به صف مى‌رفتند.///و براى سلیمان سپاهیانش از جن و انس و پرندگان گردآورى شدند تا آنها یک جا جمع شوند [و در اختیار باشند]///و براى سلیمان سپاهیانش از جن و انس و پرندگان جمع‌آورى شدند و [براى رژه‌] دسته دسته گردیدند.///و براى سلیمان، سپاهیانش از جن و انس و پرنده گردآمدند، و دسته دسته منظم گردیدند.///و سپاهیان سلیمان از گروه جن و انس و مرغان (هر سپاهی تحت فرمان رئیس خود) در رکابش گرد آورده شدند.///و سپاهیان سلیمان از جن و انس و مرغان به نزد او گرد آمدند، آنگاه به همدیگر پیوستند///لشکریان سلیمان، از جن و انس و پرندگان، نزد او جمع شدند؛ آنقدر زیاد بودند که باید توقف می‌کردند تا به هم ملحق شوند!///و گردآورده شد برای سلیمان سپاه‌هایش از پری و آدمی و مرغان پس ایشانند بازداشت‌شدگان‌///و برای سلیمان، سپاهیانش - از جن و انس و پرندگان- جمع‌آوری شدند، پس آنان (از پراکندگی) نگهبانی می‌شوند]: متفرق نمی‌شوند [. quran_en_fa At length, when they came to a (lowly) valley of ants, one of the ants said: "O ye ants, get into your habitations, lest Solomon and his hosts crush you (under foot) without knowing it." [پس حرکت کردند] تا به وادی مورچگان درآمدند. مورچه‌ای گفت: ای مورچگان! به خانه هایتان درآیید تا سلیمان و سپاهیانش ناآگاهانه شما را پایمال نکنند.///[پس حرکت کردند] تا به وادی مورچگان درآمدند. مورچه‌ای گفت: ای مورچگان! به خانه هایتان درآیید تا سلیمان و سپاهیانش ناآگاهانه شما را پایمال نکنند.///تا به وادى مورچگان رسیدند. مورچه‌اى گفت: اى مورچگان، به لانه‌هاى خود بروید تا سلیمان و لشکریانش شما را بى‌خبر در هم نکوبند.///تا آن‌گاه که به وادى مورچگان رسیدند، مورچه‌اى گفت: اى مورچگان! به خانه‌هایتان داخل شوید، مبادا سلیمان و سپاهیانش بدون توجه شما را پایمال کنند///تا آنگاه که به وادى مورچگان رسیدند. مورچه‌اى [به زبان خویش‌] گفت: «اى مورچگان، به خانه‌هایتان داخل شوید، مبادا سلیمان و سپاهیانش -ندیده و ندانسته- شما را پایمال کنند.»///[سلیمان با لشکر خود حرکت مى‌کرد،] تا به وادى مورچگان رسیدند. مورچه‌اى گفت: «اى مورچگان! به خانه‌هاى خود بروید تا سلیمان و لشکریانش، شما را ناآگاهانه پایمال نکنند.»///تا چون به وادی مورچگان رسید موری (یعنی پیشوای موران) گفت: ای موران، همه به خانه‌های خود اندر روید مبادا سلیمان و سپاهیانش ندانسته شما را پایمال کنند.///تا آنجا که به وادی موران رسیدند، موری [به زبان حال‌] گفت ای موران به درون خانه‌هایتان بروید که سلیمان و سپاهیانش شما را ناآگاهانه درهم نکوبند///(آنها حرکت کردند) تا به سرزمین مورچگان رسیدند؛ مورچه‌ای گفت: «به لانه‌های خود بروید تا سلیمان و لشکرش شما را پایمال نکنند در حالی که نمی‌فهمند!»///تا گاهی که آمدند بر دره مورچگان گفت مورچه‌ای ای گروه مورچگان درآئید به نشیمنگاه خویش نبادا پایمالتان کنند سلیمان و سپاهیانش و ایشان درنیابند///تا آن‌گاه که به مکان مورچگان رسیدند. مورچه‌ای (از فرماندهان مورچگان) گفت: «ای مورچگان! به جایگاه‌هایتان داخل شوید، مبادا سلیمان و سپاهیانش - ندیده و ندانسته - به سختی شما را پایمال کنند.» quran_en_fa So he smiled, amused at her speech; and he said: "O my Lord! so order me that I may be grateful for Thy favours, which thou hast bestowed on me and on my parents, and that I may work the righteousness that will please Thee: And admit me, by Thy Grace, to the ranks of Thy righteous Servants." پس سلیمان از گفته‌اش با تبسم، حالت خنده به خود گرفت، و [به سبب نعمت فهم گفتار حیوانات] گفت: پروردگارا! به من الهام کن تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم عطا کرده‌ای به جای آورم، و اینکه کار شایسته‌ای که آن را بپسندی انجام دهم، و مرا به رحمتت در میان بندگان شایسته‌ات درآور.///پس سلیمان از گفته‌اش با تبسم، حالت خنده به خود گرفت، و [به سبب نعمت فهم گفتار حیوانات] گفت: پروردگارا! به من الهام کن تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم عطا کرده‌ای به جای آورم، و اینکه کار شایسته‌ای که آن را بپسندی انجام دهم، و مرا به رحمتت در میان بندگان شایسته‌ات درآور.///سلیمان از سخن او لبخند زد و گفت: اى پروردگار من، مرا وادار تا سپاس نعمت تو را که بر من و پدر و مادر من ارزانى داشته‌اى به جاى آورم و کارهاى شایسته‌اى کنم که تو خشنود شوى، و مرا به رحمت خود در شمار بندگان شایسته‌ات درآور.///سلیمان از گفتار او تبسمى کرد و خندید و گفت: پروردگارا! مرا بر آن دار تا نعمتى را که به من و پدر و مادرم ارزانى داشته‌اى شکر کنم و عمل صالحى که مى‌پسندى انجام دهم، و مرا به رحمت خویش در جمع بندگان شایسته‌ات در آور/// [سلیمان‌] از گفتار او دهان به خنده گشود و گفت: «پروردگارا، در دلم افکن تا نعمتى را که به من و پدر و مادرم ارزانى داشته‌اى سپاس بگزارم، و به کار شایسته‌اى که آن را مى‌پسندى بپردازم، و مرا به رحمت خویش در میان بندگان شایسته‌ات داخل کن.»///پس [سلیمان] از سخن این مورچه، با تبسمى خندان شد و [به خاطر نعمت فهم گفتار حیوانات‌] گفت: پروردگارا! به من الهام کن [و توفیق ده] تا نعمتى را که به من، و به پدر و مادرم بخشیده‌اى، شکر گزارم. و کار شایسته‌اى که آن را مى‌پسندى، انجام دهم. و به رحمتت مرا، در زمره‌ى بندگان شایسته‌ات درآور!»///سلیمان از گفتار مور بخندید و گفت: پروردگارا، مرا توفیق شکر نعمت خود که به من و پدر و مادر من عطا فرمودی عنایت فرما و مرا به عمل صالح خالصی که تو بپسندی موفق بدار و مرا به لطف و رحمت خود در صف بندگان خاص شایسته‌ات داخل گردان.///[سلیمان‌] از سخن او دهان به خنده گشود و گفت پروردگارا به من الهام کن [و توفیق ده‌] که بر نعمتت که بر من و پدر و مادرم ارزانی داشتی سپاسگزارم و کاری نیک کنم که آن را بپسندی، و مرا به رحمتت در زمره بندگان شایسته‌ات درآور///سلیمان از سخن او تبسمی کرد و خندید و گفت: «پروردگارا! شکر نعمتهایی را که بر من و پدر و مادرم ارزانی داشته‌ای به من الهام کن، و توفیق ده تا عمل صالحی که موجب رضای توست انجام دهم، و مرا برحمت خود در زمره بندگان صالحت وارد کن!»///پس لبخندی زد خندان از گفتارش و گفت پروردگارا توفیقم ده که سپاسگزارم نعمتت را که ارزانی داشتی بر من و بر پدر و مادرم و آنکه شایسته‌ای کنم که تو را پسند آید و درآور مرا به رحمت خود در بندگان شایسته خویش‌///پس (سلیمان) از گفتارش- در حال خنده‌اش- تبسمی کرد و گفت: «پروردگارم! مرا از گسیختگی نگه‌دار تا نعمتی را که به من و پدر و مادرم داده‌ای سپاس بگزارم و به کار شایسته‌ای که آن را می‌پسندی بپردازم و مرا به رحمت خویش در میان شایستگان (از) بندگانت داخل گردان.» quran_en_fa And he took a muster of the Birds; and he said: "Why is it I see not the Hoopoe? Or is he among the absentees? و [سلیمان] جویای پرندگان شد [و هدهد را در میان پرندگان بارگاهش نیافت] پس گفت: مرا چه شده که هدهد را نمی‌بینم [آیا هست و او را نمی‌بینم] یا از غایبان است؟///و [سلیمان] جویای پرندگان شد [و هدهد را در میان پرندگان بارگاهش نیافت] پس گفت: مرا چه شده که هدهد را نمی‌بینم [آیا هست و او را نمی‌بینم] یا از غایبان است؟///در میان مرغان جستجو کرد و گفت: چرا هدهد را نمى‌بینم، آیا از غایب‌شدگان است؟///و جویاى حال پرندگان شد و گفت: چرا من هدهد را نمى‌بینم؟ آیا از غایبان است///و جویاى [حال‌] پرندگان شد و گفت: «مرا چه شده است که هدهد را نمى‌بینم؟ یا شاید از غایبان است؟///و [سلیمان] جویاى حال پرندگان شد و گفت: «مرا چه شده که هدهد را نمى‌بینم؟ [آیا حضور دارد و من او را نمى‌بینم؟] یا از غایبان است؟///و سلیمان (از میان سپاه خود) جویای حال مرغان شد (هدهد را در مجمع مرغان نیافت، به رئیس مرغان) گفت: هدهد کجا شد که به حضور نمی‌بینمش؟ بلکه (بی‌اجازه من) غیبت کرده است؟///و سپس از [حال‌] مرغان بازجست و گفت مرا چه می‌شود که هدهد را نمی‌بینم، یا شاید از غائبان است؟///(سلیمان) در جستجوی آن پرنده [= هدهد] برآمد و گفت: «چرا هدهد را نمی‌بینم، یا اینکه او از غایبان است؟!///و جست مرغان را پس گفت چه شودم نبینم هدهد را یا شده است از ناپیدایان‌///و در جستجوی پرندگان برآمد. پس گفت: «مرا چه شده که هدهد را نمی‌بینم‌؟ یا (اینکه) از غایبان بوده است‌؟» quran_en_fa "I will certainly punish him with a severe penalty, or execute him, unless he bring me a clear reason (for absence)." قطعا او را عذابی سخت خواهم کرد یا [برای عبرت دیگر پرندگان] او را سر می‌برم، یا باید [برای غایب بودنش] دلیلی روشن برایم بیاورد.///قطعا او را عذابی سخت خواهم کرد یا [برای عبرت دیگر پرندگان] او را سر می‌برم، یا باید [برای غایب بودنش] دلیلی روشن برایم بیاورد.///به سخت‌ترین وجهى عذابش مى‌کنم یا سرش را مى‌برم، مگر آنکه براى من دلیلى روشن بیاورد.///حتما او را به عذابى سخت عذاب مى‌کنم یا سرش را مى‌برم، مگر آن که دلیل روشنى براى من بیاورد///قطعا او را به عذابى سخت عذاب مى‌کنم یا سرش را مى‌برم مگر آنکه دلیلى روشن براى من بیاورد.///قطعا او را کیفرى سخت خواهم داد، یا [براى عبرت دیگر پرندگان‌] او را سر مى‌برم، مگر آن که [براى غیبتش] دلیلی روشن [و عذری موجه] برایم بیاورد.»///(چنانچه بدون عذر بی رخصت غایب شده) همانا او را به عذابی سخت معذب گردانم یا آنکه سرش از تن جدا کنم یا که (برای غیبتش) دلیلی روشن (و عذری صحیح) بیاورد.///او را عذابی سخت می‌کنم یا سرش را می‌برم، مگر آنکه حجتی روشن برای من [برای غیبت خود] بیاورد///قطعا او را کیفر شدیدی خواهم داد، یا او را ذبح می‌کنم، یا باید دلیل روشنی (برای غیبتش) برای من بیاورد!///همانا شکنجه کنمش شکنجه‌ای سخت یا سرش را برم یا آنکه بیاردم فرمانی آشکار///«بی‌گمان او را به عذابی سخت همواره عذاب می‌کنم یا سرش را همی بی‌چون می‌برم، مگر آنکه به‌راستی دلیلی روشنگر به‌درستی (بر غیبت خود) برایم بیاورد.» quran_en_fa But the Hoopoe tarried not far: he (came up and) said: "I have compassed (territory) which thou hast not compassed, and I have come to thee from Saba with tidings true. پس [هدهد] زمانی نه چندان دور درنگ کرد [و با شتاب بازگشت،] پس گفت: [ای سلیمان!] من به چیزی آگاهی یافته‌ام که تو به آن آگاهی نیافته‌ای، و [من] از [سرزمین] سبا خبری مهم و یقینی برایت آورده‌ام.///پس [هدهد] زمانی نه چندان دور درنگ کرد [و با شتاب بازگشت،] پس گفت: [ای سلیمان!] من به چیزی آگاهی یافته‌ام که تو به آن آگاهی نیافته‌ای، و [من] از [سرزمین] سبا خبری مهم و یقینی برایت آورده‌ام.///درنگش به درازا نکشید. بیامد و گفت: به چیزى دست یافته‌ام که تو دست نیافته بودى و از سبا برایت خبرى درست آورده‌ام.///پس دیرى نپایید که [هدهد آمد و] گفت: به چیزى دست یافته‌ام که تو به آن دست نیافته‌اى، و از سرزمین سبا براى تو خبر یقینى آورده‌ام///پس دیرى نپایید که [هدهد آمد و] گفت: «از چیزى آگاهى یافتم که از آن آگاهى نیافته‌اى، و براى تو از «سبا» گزارشى درست آورده‌ام.///پس دیرى نپایید که [هدهد آمد و] گفت: «از چیزى آگاهى یافتم که تو [با همه‌ى عزت و شوکتى که دارى،] از آن آگاه نشده‌اى، و براى تو از [منطقه‌ى] سبأ گزارشى مهم و درست آورده‌ام.///پس از اندک مکثی هدهد حاضر شد و گفت: من به چیزی که تو از آن (در جهان) آگاه نشده‌ای خبر یافتم و از ملک سبا تو را خبری راست و مهم آوردم.///آنگاه [هدهد] مدتی نه چندان دراز [در غیبت‌] درنگ کرد، سپس [آمد و] گفت من به چیزی که تو آگاهی نیافتی، آگاه شدم و برایت از سبا خبری یقینی آورده‌ام‌///چندان درنگ نکرد (که هدهد آمد و) گفت: «من بر چیزی آگاهی یافتم که تو بر آن آگاهی نیافتی؛ من از سرزمین «سبا» یک خبر قطعی برای تو آورده‌ام!///پس درنگ کرد نه دور گفت فراگرفتم آنچه را فرانگرفتی آن را و آوردمت از سبا داستانی را یقین‌///پس دیری نپایید (که هدهد آمد). پس گفت: «از چیزی آگاهی یافتم که (تو) بدان آگاهی نیافته‌ای و برایت از (کشور) سبا گزارشی مهم (و) یقینی آورده‌ام.» quran_en_fa "I found (there) a woman ruling over them and provided with every requisite; and she has a magnificent throne. به راستی من زنی را یافتم که بر آنان حکومت می‌کند، و از هر چیزی [که از وسایل و لوازم حکومت و قدرت است] به او داده‌اند و تختی بزرگ دارد،///به راستی من زنی را یافتم که بر آنان حکومت می‌کند، و از هر چیزی [که از وسایل و لوازم حکومت و قدرت است] به او داده‌اند و تختی بزرگ دارد،///زنى را یافتم که بر آنها پادشاهى مى‌کند. از هر نعمتى برخوردار است و تختى بزرگ دارد.///من [آن جا] زنى را یافتم که بر آنها سلطنت مى‌کند و از هر نعمتى به او داده شده است و تختى بزرگ دارد///من [آنجا] زنى را یافتم که بر آنها سلطنت مى‌کرد و از هر چیزى به او داده شده بود و تختى بزرگ داشت.///من زنى را یافتم که بر مردم پادشاهی مى‌کرد و از همه چیز برخوردار بود. و تخت بزرگى داشت.///همانا (در آن ملک) زنی را یافتم که بر مردم آن کشور پادشاهی داشت و به آن زن هر گونه دولت و نعمت (و زینت امور دنیوی) عطا شده بود و (علاوه بر اینها) تخت با عظمتی داشت.///من زنی را یافتم که بر آنان فرمانروایی می‌کرد و از همه‌چیز برخوردار بود، و تختی شگرف داشت‌///من زنی را دیدم که بر آنان حکومت می‌کند، و همه چیز در اختیار دارد، و (به خصوص) تخت عظیمی دارد!///هر آینه یافتم زنی را که پادشاه آنان بود و داده شده بود از همه چیز و بود او را تختی بزرگ‌///«من به‌راستی زنی را یافتم که مالک (و اختیاردار) آنهاست و از هر چیزی (از مال و منال دنیا) به او داده شده، و برای او تخت (پادشاهی) بزرگی است.» quran_en_fa "I found her and her people worshipping the sun besides Allah: Satan has made their deeds seem pleasing in their eyes, and has kept them away from the Path,- so they receive no guidance,- او و قومش را یافتم که به جای خدا برای خورشید سجده می‌کنند و شیطان، اعمال [زشتشان] را برای آنان آراسته و در نتیجه آنان را از راه [حق] بازداشته است به این سبب هدایت نمی‌یابند،///او و قومش را یافتم که به جای خدا برای خورشید سجده می‌کنند و شیطان، اعمال [زشتشان] را برای آنان آراسته و در نتیجه آنان را از راه [حق] بازداشته است به این سبب هدایت نمی‌یابند،///دیدم که خود و مردمش به جاى خداى یکتا آفتاب را سجده مى‌کنند. و شیطان اعمالشان را در نظرشان بیاراسته است و از راه خدا منحرفشان کرده است، چنان که روى هدایت نخواهند دید.///او و قومش را چنین یافتم که به جاى خدا براى خورشید سجده مى‌کنند، و شیطان اعمالشان را براى آنها آراسته و آنها را از راه [راست‌] بازداشته است، از این رو آنها هدایت نمى‌یابند///او و قومش را چنین یافتم که به جاى خدا به خورشید سجده مى‌کنند، و شیطان اعمالشان را برایشان آراسته و آنان را از راه [راست‌] باز داشته بود، در نتیجه [به حق‌] راه نیافته بودند.///آن زن و قومش را چنین یافتم که به جاى خدا، براى خورشید سجده مى‌کنند، و شیطان، اعمالشان را در نظرشان آراسته، پس آنان را از راه [حق] بازداشته است. و آنان هدایت نمى‌شوند.»///آن زن را با تمام رعیتش یافتم که به جای خدا خورشید را می‌پرستیدند و شیطان اعمال زشت آنان را در نظرشان زیبا جلوه داده و آنها را به کلی از راه خدا باز داشته و آنها هم به حق راه یافته نیستند.///او و قومش را چنین یافتم که به جای خداوند، به خورشید سجده می‌کردند، و شیطان کار و کردارشان را در نظرشان آراسته جلوه داده بود، و ایشان را از راه [خدا] باز داشته بود و آنان رهیافته نبودند///او و قومش را دیدم که برای غیر خدا -خورشید- سجده می‌کنند؛ و شیطان اعمالشان را در نظرشان جلوه داده، و آنها را از راه بازداشته؛ و از این رو هدایت نمی‌شوند!»///یافتمش با کسان خود سجده می‌کردند برای خورشید نه خدا و آراسته بود برای ایشان شیطان کردار ایشان را پس بازداشته بودشان از راه پس راه نمی‌برند///«او و قومش را چنان یافتم که به جای خدا برای خورشید سجده می‌کنند، حال آنکه شیطان اعمالشان را برایشان آراسته، در نتیجه آنان را از راه (راست) باز داشته، پس ایشان راه (حق) را نمی‌یابند.» quran_en_fa "(Kept them away from the Path), that they should not worship Allah, Who brings to light what is hidden in the heavens and the earth, and knows what ye hide and what ye reveal. [و شیطان آنان را این گونه فریب داده] تا برای خدا سجده نکنند، همان که نهان در آسمان‌ها و زمین را بیرون می‌آورد و آنچه را پنهان می‌دارید و آنچه را آشکار می‌کنید، می‌داند.///[و شیطان آنان را این گونه فریب داده] تا برای خدا سجده نکنند، همان که نهان در آسمان‌ها و زمین را بیرون می‌آورد و آنچه را پنهان می‌دارید و آنچه را آشکار می‌کنید، می‌داند.///چرا خدایى را که نهان آسمانها و زمین را آشکار مى‌کند و هر چه را پنهان مى‌دارید یا آشکار مى‌سازید مى‌داند، سجده نکنند؟///[کار شیطان این بود] که آنها سجده نکنند براى خدایى که پنهانى‌ها را در آسمان‌ها و زمین بیرون مى‌آورد و آنچه را که نهان مى‌دارید یا عیان مى‌سازید مى‌داند/// [آرى، شیطان چنین کرده بود] تا براى خدایى که نهان را در آسمانها و زمین بیرون مى‌آورد و آنچه را پنهان مى‌دارید و آنچه را آشکار مى‌نمایید مى‌داند، سجده نکنند؛///[شیطان، اعمالشان را آراسته بود] که آنان برای خدا سجده نکنند. همان [خداوندى] که چیزهاى ناپیداى آسمان‌ها و زمین را بیرون مى‌آورد [و آشکار مى‌کند]. و عملکرد نهان و آشکار شما را مى‌داند.///تا خدای را که (نور او) در آسمان و زمین هر پنهان (در ظلمت عدم) را به عرصه ظهور آورد و بر نهان و آشکار شما آگاه است پرستش نکنند.///تا سجده نکنند در برابر خداوندی که نهان آسمانها و زمین را آشکار می‌کند و آنچه پنهان می‌دارید و آنچه آشکار می‌دارید می‌داند///چرا برای خداوندی سجده نمی‌کنند که آنچه را در آسمانها و زمین پنهان است خارج (و آشکار) می‌سازد، و آنچه را پنهان می‌دارید یا آشکار می‌کنید می‌داند؟!///چرا سجده نکنند برای خداوندی که برون آرد نهانها را در آسمانها و زمین و می‌داند آنچه را نهان کنید و آنچه آشکار سازید///(آری، شیطان چنین کرده بود) تا برای خدایی که نهان را در آسمان‌ها و زمین بیرون می‌آورد و آنچه را پنهان می‌دارید و آنچه را آشکار می‌نمایید می‌داند، سجده نکنند. quran_en_fa "Allah!- there is no god but He!- Lord of the Throne Supreme!" خدای یکتا که معبودی جز او نیست، پروردگار عرش بزرگ است.///خدای یکتا که معبودی جز او نیست، پروردگار عرش بزرگ است.///خداى یکتا که هیچ خدایى جز او نیست. پروردگار عرش عظیم.///خداوندى که هیچ خدایى جز او نیست، صاحب عرش بزرگ است///خداى یکتا که هیچ خدایى جز او نیست، پروردگار عرش بزرگ است.»///خداوندى که معبودى جز او نیست. پروردگار عرش بزرگ است.///در صورتی که خدای یکتا که جز او هیچ خدایی نیست پروردگار عرش با عظمت (و ملک بی‌نهایت) است (و تنها سزاوار پرستش اوست).///خداوند است که خدایی جز او نیست و او پروردگار عرش عظیم است‌///خداوندی که معبودی جز او نیست، و پروردگار عرش عظیم است!///خدا که نیست خدائی جز او پروردگار عرش بزرگ‌///خدا -هیچ معبودی جز او نیست- پروردگار عرش بزرگ است. quran_en_fa (Solomon) said: "Soon shall we see whether thou hast told the truth or lied! [سلیمان به هدهد] گفت: به زودی [درباره ادعایت] تأمل و بررسی می‌کنم که آیا راست گفته‌ای یا از دروغگویانی،///[سلیمان به هدهد] گفت: به زودی [درباره ادعایت] تأمل و بررسی می‌کنم که آیا راست گفته‌ای یا از دروغگویانی،///گفت: اکنون بنگریم که راست گفته‌اى یا در شمار دروغگویانى.///[سلیمان‌] گفت: خواهیم دید آیا راست گفته‌اى یا از دروغگویان بوده‌اى///گفت: «خواهیم دید آیا راست گفته‌اى یا از دروغگویان بوده‌اى.»///[سلیمان] گفت: «به زودى خواهیم دید که آیا راست گفته‌اى یا از دروغگویان بوده‌اى؟///سلیمان هدهد را گفت: باید تحقیق کنیم تا صدق و کذب سخنت را دریابیم.///[سلیمان‌] گفت خواهیم دید که آیا راست گفته‌ای یا از دروغگویان بوده‌ای‌///(سلیمان) گفت: «ما تحقیق می‌کنیم ببینیم راست گفتی یا از دروغگویان هستی؟///گفت زود است بنگریم آیا راست گفتی یا بودی از دروغگویان‌///گفت: «خواهیم دید آیا راست گفتی یا از دروغگویان بوده‌ای.» quran_en_fa "Go thou, with this letter of mine, and deliver it to them: then draw back from them, and (wait to) see what answer they return"... این نامه مرا ببر و به سوی آنان بیفکن، سپس به دور از دیدگان آنان خود را کناری بگیر و بنگر چه پاسخیمی دهند؟///این نامه مرا ببر و به سوی آنان بیفکن، سپس به دور از دیدگان آنان خود را کناری بگیر و بنگر چه پاسخیمی دهند؟///این نامه مرا ببر و بر آنها افکن، سپس به یکسو شو و بنگر که چه جواب مى‌دهند.///این نامه مرا ببر و به طرف آنها بیفکن، آن‌گاه از آنها دور شو و بنگر چه پاسخ مى‌دهند/// «این نامه مرا ببر و به سوى آنها بیفکن، آنگاه از ایشان روى برتاب، پس ببین چه پاسخ مى‌دهند.»///این نامه‌ى مرا ببر و به سوى آنها بیفکن! آن‌گاه از آنان روى برتاب [و گوشه‌اى کمین کن]، پس بنگر چه پاسخى مى‌دهند؟»///اینک نامه مرا ببر و به سوی آنان بیفکن و از نزد آنها باز شو آن گاه بنگر تا پاسخ چه می‌دهند.///این نامه مرا ببر و نزد آنان بیفکن، سپس از آنان روی برتاب، و ببین که چه پاسخی می‌دهند///این نامه مرا ببر و بر آنان بیفکن؛ سپس برگرد (و در گوشه‌ای توقف کن) ببین آنها چه عکس العملی نشان می‌دهند!///ببر نامه مرا این و بیفکنش بسوی آنان پس برگرد از ایشان و بنگر چه پاسخ گویند///«این نامه‌ی مرا ببر. پس آن را سویشان بیفکن. سپس از ایشان روی بگردان، تا بنگری (که) چه بازگشتی (و پیامدی) دارند.» quran_en_fa (The queen) said: "Ye chiefs! here is delivered to me - a letter worthy of respect. [ملکه سبا پس از آگاهی از مضمون نامه] گفت: ای سران و اشراف! همانا نامه‌ای نیکو و با ارزشی به سوی من افکنده‌اند،///[ملکه سبا پس از آگاهی از مضمون نامه] گفت: ای سران و اشراف! همانا نامه‌ای نیکو و با ارزشی به سوی من افکنده‌اند،///آن گفت: اى بزرگان، نامه‌اى گرامى به سوى من افکنده شد.///[ملکه سبا] گفت: اى سران کشور! نامه‌اى ارجمند به سوى من انداخته شده است/// [ملکه سبا] گفت: «اى سران [کشور] نامه‌اى ارجمند براى من آمده است،///[چون هدهد، نامه را نزد بلقیس، ملکه‌ی سبأ افکند، او] گفت: «اى اشراف [و بزرگان کشور]! نامه‌اى پرارزش به سوى من افکنده شد.///(بلقیس رو به رجال دربارش کرد و) گفت: ای رجال کشور، نامه بزرگی به من رسیده است.///[بلقیس‌] گفت ای بزرگان نزد من نامه‌ای گرامی انداخته شده است‌///(ملکه سبا) گفت: «ای اشراف! نامه پرارزشی به سوی من افکنده شده!///گفت آن زن ای گروه همانا به سویم افکنده شد نامه‌ای گرامی‌///(ملکه‌ی سبا) گفت: «هان ای سران چشمگیر (کشور)! بی‌گمان نامه‌ای ارجمند سویم افکنده شده است.» quran_en_fa "It is from Solomon, and is (as follows): 'In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful: یقینا این نامه از سوی سلیمان است و سرآغازش به نام خدای رحمان و رحیم است،///یقینا این نامه از سوی سلیمان است و سرآغازش به نام خدای رحمان و رحیم است،///نامه از سلیمان است و این است: «به نام خداى بخشاینده مهربان.»///که آن از طرف سلیمان و به نام خداوند هستى بخش مهربان است///که از طرف سلیمان است و [مضمون آن‌] این است: به نام خداوند رحمتگر مهربان.///نامه از سلیمان است و [متن آن] این است»: «به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان.///که آن نامه از جانب سلیمان و عنوانش به نام خدای بخشنده مهربان است.///آن از سوی سلیمان است و با نام خداوند بخشنده مهربان [آغاز می‌گردد]///این نامه از سلیمان است، و چنین می‌باشد: به نام خداوند بخشنده مهربان‌///همانا آن از سلیمان است و همانا آن است به نام خداوند بخشنده مهربان‌///«به‌راستی این نامه از طرف سلیمان است و به‌درستی (مضمونش این است): به نام خدای رحمتگر بر آفریدگان، رحمتگر بر ویژگان.» quran_en_fa "'Be ye not arrogant against me, but come to me in submission (to the true Religion).'" و [مضمونش این است که] بر من برتری مجویید و همه با حالت تسلیم نزد من آیید.///و [مضمونش این است که] بر من برتری مجویید و همه با حالت تسلیم نزد من آیید.///«بر من برترى مجویید و به تسلیم نزد من بیایید.»///[و در آن آمده است‌] که بر من برترى مجویید و مطیعانه به سوى من آیید///بر من بزرگى مکنید و مرا از در اطاعت درآیید.»///بر من برترى مجویید! نزد من آیید، و تسلیم [حق و مطیع من] باشید.»///(و بعد چنین نگاشته) که بر من برتری مجویید و تسلیم امر من شوید.///حاکی از اینکه بر من سرکشی مکنید و با من از در تسلیم در آیید///توصیه من این است که نسبت به من برتری‌جویی نکنید، و بسوی من آیید در حالی که تسلیم حق هستید!»///که برتری نجوئید بر من و بیائید مرا تسلیم‌شوندگان‌///«اینکه بر من برتری مجویید و با حالت تسلیم نزد من آیید.» quran_en_fa She said: "Ye chiefs! advise me in (this) my affair: no affair have I decided except in your presence." گفت: ای سران و اشراف! در کارم به من نظر دهید تا شما نزد من حضور داشتید، من [بدون شما] فیصله دهنده کاری نبوده‌ام.///گفت: ای سران و اشراف! در کارم به من نظر دهید تا شما نزد من حضور داشتید، من [بدون شما] فیصله دهنده کاری نبوده‌ام.///زن گفت: اى بزرگان، در کار من رأى بدهید، که تا شما حاضر نباشید من هیچ کارى را فیصل نتوانم داد.///گفت: اى سران قوم! نظر خود را در این امر به من بگویید که من [تاکنون‌] بى‌حضور شما تصمیم قطعى نگرفته‌ام///گفت: «اى سران [کشور] در کارم به من نظر دهید که بى‌حضور شما [تا به حال‌] کارى را فیصله نداده‌ام.»///[بلقیس،] گفت: «اى بزرگان! در کارم نظر دهید، که من هیچ­کارى را بى‌حضور شما به پایان نبرده‌ام.»///آن‌گاه گفت: ای رجال کشور، شما به کار من رأی دهید که من تاکنون بی‌حضور شما به هیچ کار تصمیم نگرفته‌ام.///[بلقیس‌] گفت ای بزرگان در کارم به من نظر دهید [چرا که‌] هیچ کاری را از پیش نبرده‌ام، مگر آنکه شما در آن حاضر و ناظر بوده‌اید///(سپس) گفت: «ای اشراف (و ای بزرگان)! نظر خود را در این امر مهم به من بازگو کنید، که من هیچ کار مهمی را بدون حضور (و مشورت) شما انجام نداده‌ام!///گفت آن زن ای گروه دستوری دهیدم در کارم نبوده‌ام برنده کاری تا شما گواهی دهید///(ملکه‌ی سبا) گفت: «ای سران چشمگیر (کشورم)! مرا در کارم (با مشورت) رأیی تازه و شایسته دهید، بی‌گواهیتان به نزدم کاری را (هرگز) فیصله نمی‌داده‌ام.» quran_en_fa They said: "We are endued with strength, and given to vehement war: but the command is with thee; so consider what thou wilt command." گفتند: ما دارای قدرت و مالک وسایل رزمی سختی هستیم، پس بنگر چه فرمان می‌دهی؟///گفتند: ما دارای قدرت و مالک وسایل رزمی سختی هستیم، پس بنگر چه فرمان می‌دهی؟///گفتند: ما قدرتمندان و خداوندان نبرد سخت هستیم. کارها به دست توست. بنگر که چه فرمان مى‌دهى.///گفتند: ما صاحبان قدرت و سخت جنگاوریم و اختیار کار با توست، پس بنگر چه فرمان مى‌دهى///گفتند: «ما سخت نیرومند و دلاوریم، و [لى‌] اختیار کار با توست، بنگر چه دستور مى‌دهى؟»///[بزرگان قوم] گفتند: «ما سخت نیرومند و دلاوریم، و داراى قدرت جنگى فراوان هستیم، ولى اختیار کار با توست، پس بنگر چه فرمان مى‌دهى؟»///رجال ملک به او اظهار داشتند که ما دارای نیروی کامل و مردان جنگجوی مقتدری هستیم، لیکن اختیار با شما تا به فکر روشن چه دستور فرمایی.///گفتند ما نیرومندان و رزم‌آوران سهمگینی هستیم و حکم حکم توست، بنگر که چه می‌فرمایی‌///گفتند: «ما دارای نیروی کافی و قدرت جنگی فراوان هستیم، ولی تصمیم نهایی با توست؛ ببین چه دستور می‌دهی!»///گفتند مائیم خداوندان توانائی و دارندگان نیروئی سخت و کار با تو است پس بنگر تا چه فرمان دهی‌///گفتند: «ما سخت نیرومند و دلاوریم و (اما) کل فرمان (تنها) سوی توست. پس بنگر چه فرمان می‌دهی‌؟» quran_en_fa She said: "Kings, when they enter a country, despoil it, and make the noblest of its people its meanest thus do they behave. گفت: همانا پادشاهان هنگامی که [با ابزار، ادوات جنگی و سپاهی رزمی] وارد شهری می‌شوند، آن را تباه می‌کنند و عزیزان اهلش را به ذلت و خواری می‌نشانند و [آنان] همواره چنین می‌کنند!///گفت: همانا پادشاهان هنگامی که [با ابزار، ادوات جنگی و سپاهی رزمی] وارد شهری می‌شوند، آن را تباه می‌کنند و عزیزان اهلش را به ذلت و خواری می‌نشانند و [آنان] همواره چنین می‌کنند!///زن گفت: پادشاهان چون به قریه‌اى درآیند، تباهش مى‌کنند و عزیزانش را ذلیل مى‌سازند. آرى چنین کنند.///[ملکه‌] گفت: پادشاهان چون به شهرى در آیند، آن را تباه و عزیزانش را خوار مى‌گردانند و این گونه عمل مى‌کنند/// [ملکه‌] گفت: «پادشاهان چون به شهرى درآیند، آن را تباه و عزیزانش را خوار مى‌گردانند، و این گونه مى‌کنند.»///[ملکه] گفت: «بى‌شک، هرگاه پادشاهان [با لشکریان] به منطقه‌ى آبادى وارد شوند، [و هجوم برند،] آنجا را به تباهى مى‌کشند، و عزیزان آنجا را خوار مى‌کنند. و این، شیوه‌ى همیشگى آنان است.///بلقیس گفت: پادشاهان چون به دیاری حمله آرند آن کشور را ویران سازند و عزیزترین اشخاص مملکت را ذلیل‌ترین افراد گیرند و رسم و سیاستشان بر این کار خواهد بود.///[بلقیس‌] گفت همانا پادشاهان چون به شهری درآیند، آن را به تباهی کشند و گرانقدران اهلش را بی‌مقدار گردانند، و اینگونه عمل کنند///گفت: پادشاهان هنگامی که وارد منطقه آبادی شوند آن را به فساد و تباهی می‌کشند، و عزیزان آنجا را ذلیل می‌کنند؛ (آری) کار آنان همین‌گونه است!///گفت آن زن همانا شهان هرگاه به کشوری درآیند تباهش کنند و بگردانند مهتران مردمش را کهتران و بدینسان کار کنند///(ملکه) گفت: «همواره پادشاهان چون به مجتمعی درآیند، آن را تباه و بی‌مقدار و عزیزانش را خوار می‌گردانند و همین‌گونه (ویرانی) می‌کنند.» quran_en_fa "But I am going to send him a present, and (wait) to see with what (answer) return (my) ambassadors." من به سوی آنان هدیه‌ای [قابل توجه] می‌فرستم، پس با تأمل می‌نگرم که فرستادگان با چه پاسخی بر می‌گردند؟///من به سوی آنان هدیه‌ای [قابل توجه] می‌فرستم، پس با تأمل می‌نگرم که فرستادگان با چه پاسخی بر می‌گردند؟///من هدیه‌اى نزدشان مى‌فرستم و مى‌نگرم که قاصدان چه جواب مى‌آورند.///و اینک من هدیه‌اى به سویشان مى‌فرستم و منتظر مى‌مانم که فرستادگان با چه [پاسخى‌] باز مى‌گردند/// «و [اینک‌] من ارمغانى به سویشان مى‌فرستم و مى‌نگرم که فرستادگان [من‌] با چه چیز بازمى‌گردند.»///[من جنگ را به صلاح نمى‌بینم،] و هدیه‌اى ارزشمند به سویشان مى‌فرستم، پس چشم به را هم تا ببینم فرستادگان من با چه خبرى بازمى‌گردند. [شاید سلیمان هدیه را بپذیرد و ما درامان بمانیم.]»///و (صلاح این است که) حال من هدیه‌ای بر آنان بفرستم تا ببینم فرستادگانم از جانب سلیمان پاسخ چگونه باز می‌آرند.///و من فرستنده هدیه‌ای به سوی آنان هستم و چشم به راه اینکه فرستادگان چه پاسخی می‌آورند///و من (اکنون جنگ را صلاح نمی‌بینم،) هدیه گرانبهایی برای آنان می‌فرستم تا ببینم فرستادگان من چه خبر می‌آورند (و از این طریق آنها را بیازمایم)!»///و همانا من فرستنده‌ام بسوی ایشان پیشکشی پس نگرانم چه پاسخ آورند فرستادگان‌///«و من حتما فرستنده‌ی هدیه‌ای سویشان هستم. پس نگرانم (که) فرستادگان با چه (حالی) باز می‌گردند.» quran_en_fa Now when (the embassy) came to Solomon, he said: "Will ye give me abundance in wealth? But that which Allah has given me is better than that which He has given you! Nay it is ye who rejoice in your gift! هنگامی که [فرستاده ملکه سبا] نزد سلیمان آمد، [سلیمان] گفت: آیا مرا با مالی [اندک و ناچیز] یاری می‌دهید؟ آنچه خدا [از نبوت و حکومت و ثروت] به من عطا کرده، بهتر است از آنچه به شما داده [هدیه شما برای من شادی آور نیست]، این شمایید که با هدیه خود شادمانی می‌کنید،///هنگامی که [فرستاده ملکه سبا] نزد سلیمان آمد، [سلیمان] گفت: آیا مرا با مالی [اندک و ناچیز] یاری می‌دهید؟ آنچه خدا [از نبوت و حکومت و ثروت] به من عطا کرده، بهتر است از آنچه به شما داده [هدیه شما برای من شادی آور نیست]، این شمایید که با هدیه خود شادمانی می‌کنید،///چون قاصد نزد سلیمان آمد، سلیمان گفت: آیا مى‌خواهید به مال مرا یارى کنید؟ آنچه خدا به من داده از آنچه به شما داده بهتر است. نه، شما به هدیه خویش شادمان هستید.///و چون [فرستاده‌] نزد سلیمان آمد، گفت: آیا مرا به مال مدد مى‌دهید؟ آنچه خدا به من عطا کرده بهتر است از آنچه به شما داده است. بلکه شما به هدیه‌تان دلخوشید///و چون [فرستاده‌] نزد سلیمان آمد، [سلیمان‌] گفت: «آیا مرا به مالى کمک مى‌دهید؟ آنچه خدا به من عطا کرده، بهتر است از آنچه به شما داده‌است. [نه،] بلکه شما به ارمغان خود شادمانى مى‌نمایید.///چون [پیک حامل هدیه،] نزد سلیمان آمد، سلیمان گفت: «آیا مرا با مالى ناچیز یارى مى‌کنید؟ آنچه خداوند به من داده بهتر است از آنچه به شما داده است. [من با هدیه‌ى شما شاد نمى‌شوم،] بلکه شمایید که به هدیه‌ى خود شادمانید.///چون فرستاده بلقیس حضور سلیمان رسید (به هدیه او اعتنایی نکرد) گفت: شما خواهید که مرا به مال دنیا مدد کنید؟ آنچه خدا به من (از ملک و مال بی‌شمار) عطا فرموده بسیار بهتر از این مختصر هدیه شماست که به شما داده، بلکه شما مردم دنیا خود بدین هدایا شاد می‌شوید.///و چون [پیک‌] نزد سلیمان آمد، [سلیمان هدیه را دید و] گفت آیا به من مدد مالی می‌رسانید؟ بدانید که آنچه خداوند به من بخشیده است، از آنچه به شما بخشیده است بهتر است، آری [می‌بینم که‌] شما به هدیه‌تان دلخوشید///هنگامی که (فرستاده ملکه سبا) نزد سلیمان آمد، گفت: «می‌خواهید مرا با مال کمک کنید (و فریب دهید)؟! آنچه خدا به من داده، بهتر است از آنچه به شما داده است؛ بلکه شما هستید که به هدیه‌هایتان خوشحال می‌شوید!///پس هنگامی که بیامد سلیمان را گفت آیا کمک کنیدم به مال همانا آنچه داد مرا خدا بهتر است از آنچه داد شما را بلکه شما خود را به پیشکش خویشید شادمان‌///پس هنگامی که (فرستاده‌اش) نزد سلیمان آمد، (سلیمان) گفت: «آیا مرا با مالی (سوی خود) می‌کشید و کمک می‌کنید؟ پس آنچه خدا به من داده، بهتر است از آنچه به شما داده. (نه،) بلکه به ارمغان خود شادمانی می‌کنید.» quran_en_fa "Go back to them, and be sure we shall come to them with such hosts as they will never be able to meet: We shall expel them from there in disgrace, and they will feel humbled (indeed)." به سوی آنان بازگرد که ما حتما با سپاهیانی به سوی آنان خواهیم آمد که قدرت رویارویی با آن را ندارند، و آنان را در حالی که [در آن منطقه] حقیر و بی ارزش شده‌اند، با خواری و ذلت از آنجا بیرون می‌کنیم.///به سوی آنان بازگرد که ما حتما با سپاهیانی به سوی آنان خواهیم آمد که قدرت رویارویی با آن را ندارند، و آنان را در حالی که [در آن منطقه] حقیر و بی ارزش شده‌اند، با خواری و ذلت از آنجا بیرون می‌کنیم.///اکنون به نزدشان بازگرد. سپاهى بر سرشان مى‌کشیم که هرگز طاقت آن را نداشته باشند. و به خوارى و خفت از آنجا بیرونشان مى‌کنیم.///[اکنون‌] به سوى آنها بازگرد که قطعا سپاهیانى برسرشان مى‌آوریم که در برابر آنها تاب ایستادگى نداشته باشند و از آن دیار به خوارى و زبونى بیرونشان مى‌کنیم///به سوى آنان بازگرد که قطعا سپاهیانى بر [سر] ایشان مى‌آوریم که در برابر آنها تاب ایستادگى نداشته باشند و از آن [دیار] به خوارى و زبونى بیرونشان مى‌کنیم.»///به سوى آنان برگرد! [و به آنان اعلام کن] که ما با لشکریانى به سوى آنان خواهیم آمد که تاب رویارویى با آن را ندارند. و آنان را از آنجا با زبونى و خوارى بیرون خواهیم راند.»///ای فرستاده بلقیسیان (با هدایا) به سوی آنان باز شو که ما با لشکری بی‌شمار که هیچ با آن مقاومت نتوانند کرد بر آنها خواهیم آمد و آنها را با ذلت و خواری از آن ملک بیرون می‌کنیم (مگر آنکه به دین توحید و خداپرستی بگروند).///به سوی آنان باز گرد [و بگو] به سر آنان لشکری آوریم که تاب پایداری در برابر آن را نداشته باشند و آنان را خوار و زبون از آنجا آواره کنیم‌///بسوی آنان بازگرد (و اعلام کن) با لشکریانی به سراغ آنان می‌آییم که قدرت مقابله با آن را نداشته باشند؛ و آنان را از آن (سرزمین آباد) با ذلت و خواری بیرون می‌رانیم!»///بازگرد بسوی ایشان که همانا بیاریم ایشان را لشگرهائی که تاب نباشدشان بدانان و همانا برون رانیمشان از آن خوار حالی که ایشانند سرافکندگان‌///«به سویشان بازگرد تا بی‌چون (و) بی‌گمان با سپاهیانی سویشان روان می‌شویم که در برابر آنان تاب ایستادگی نداشته باشند و بی‌امان از آن (دیار) همواره به خواری و بی‌مقداری بیرونشان می‌کنیم.» quran_en_fa He said (to his own men): "Ye chiefs! which of you can bring me her throne before they come to me in submission?" [سلیمان] گفت: ای سران و اشراف! کدام یک از شما تخت او را پیش از آنکه همگی به حالت تسلیم نزد من آیند، برایم می‌آورد؟///[سلیمان] گفت: ای سران و اشراف! کدام یک از شما تخت او را پیش از آنکه همگی به حالت تسلیم نزد من آیند، برایم می‌آورد؟///گفت: اى بزرگان، کدام یک از شما تخت او را -پیش از آنکه به تسلیم نزد من آیند- برایم مى‌آورد؟///[سپس‌] گفت: اى سرکردگان! کدام یک از شما تخت او را پیش از آن که به حالت تسلیم نزد من آیند برایم مى‌آورد/// [سپس‌] گفت: «اى سران [کشور] کدام یک از شما تخت او را -پیش از آنکه مطیعانه نزد من آیند- براى من مى‌آورد؟»///[سپس به حاضران] گفت: «اى بزرگان! کدام یک از شما تخت آن [ملکه] را پیش از آن که آنان به حال تسلیم نزد من آیند، براى من مى‌آورد؟»///آن گاه سلیمان گفت: ای بزرگان دربار، کدام یک از شما تخت بلقیس را پیش از آنکه تسلیم امر من شوند خواهد آورد؟ (تا چون اعجاز مرا مشاهده کند از روی ایمان تسلیم شود).///گفت ای بزرگان کدامیک از شما پیش از آنکه آنان از در تسلیم نزد من آیند، تخت او را برای من می‌آورد؟///(سلیمان) گفت: «ای بزرگان! کدام یک از شما تخت او را برای من می‌آورد پیش از آنکه به حال تسلیم نزد من آیند؟»///گفت ای گروه کدامین از شما آوردم تخت آن زن را پیش از آنکه بر من درآیند تسلیم‌شدگان‌///(سپس) گفت: «ای سران (کشور)! کدام یک از شما تخت او را - پیش از آنکه مطیعانه نزدم آیند - برایم می‌آورد؟» quran_en_fa Said an 'Ifrit, of the Jinns: "I will bring it to thee before thou rise from thy council: indeed I have full strength for the purpose, and may be trusted." یکی از جنیان کاردان و تیزهوش گفت: من آن را پیش از آنکه از مسند خود برخیزی نزد تو می‌آورم، و من بر این [کار] توانا و امینم،///یکی از جنیان کاردان و تیزهوش گفت: من آن را پیش از آنکه از مسند خود برخیزی نزد تو می‌آورم، و من بر این [کار] توانا و امینم،///عفریتى از میان جنها گفت: من، قبل از آنکه از جایت برخیزى، آن را نزد تو حاضر مى‌کنم، که من بر این کار هم توانایم و هم امین.///عفریتى از جن گفت: من آن را پیش از آن که از جایت برخیزى نزد تو حاضر مى‌کنم، و من بر این توانا و امینم///عفریتى از جن گفت: «من آن را پیش از آنکه از مجلس خود برخیزى براى تو مى‌آورم و بر این [کار] سخت توانا و مورد اعتمادم.»///یکی از جنیان کاردان گفت: «من آن را نزد تو مى‌آورم، پیش از آن که از جاى خود برخیزى. و من بر این [کار] توانا و امینم.»///(از آن میان) عفریتی از جن گفت: من پیش از آنکه تو از جایگاه (قضاوت) خود برخیزی آن را به حضورت آرم و من بر آوردن تخت او قادر و امینم.///عفریتی از جنیان گفت من پیش از آنکه از جایت برخیزی آن را به نزد تو می‌آورم، و من بر این کار توانا و درستکارم‌///عفریتی از جن گفت: «من آن را نزد تو می‌آورم پیش از آنکه از مجلست برخیزی و من نسبت به این امر، توانا و امینم!»///گفت دیوی از پریان من آرمت بدان پیش از آنکه از جای خویش خیزی و منم هرآینه بر آن توانائی امین‌///بزرگواری از جنیان گفت: «من آن را پیش از آنکه از جایگاه خود برخیزی برایت می‌‌آورم. همانا من بر این (کار) سخت توانا و امانت‌دارم.» quran_en_fa Said one who had knowledge of the Book: "I will bring it to thee within the twinkling of an eye!" Then when (Solomon) saw it placed firmly before him, he said: "This is by the Grace of my Lord!- to test me whether I am grateful or ungrateful! and if any is grateful, truly his gratitude is (a gain) for his own soul; but if any is ungrateful, truly my Lord is Free of all Needs, Supreme in Honour!" کسی که دانشی از کتاب [لوح محفوظ] نزد او بود گفت: من آن را پیش از آنکه پلک دیده‌ات به هم بخورد، نزد تو می‌آورم. [و آن را در همان لحظه آورد]. پس هنگامی که سلیمان تخت را نزد خود پابرجا دید، گفت: این از فضل و احسان پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا سپاس گزارم یا بنده‌ای ناسپاسم؟ و هر کس که سپاس گزاری کند، به سود خود سپاس گزاری می‌کند و هر کس ناسپاسی ورزد، [زیانی به خدا نمی‌رساند]؛ زیرا پروردگارم بی نیاز و کریم است.///کسی که دانشی از کتاب [لوح محفوظ] نزد او بود گفت: من آن را پیش از آنکه پلک دیده‌ات به هم بخورد، نزد تو می‌آورم. [و آن را در همان لحظه آورد]. پس هنگامی که سلیمان تخت را نزد خود پابرجا دید، گفت: این از فضل و احسان پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا سپاس گزارم یا بنده‌ای ناسپاسم؟ و هر کس که سپاس گزاری کند، به سود خود سپاس گزاری می‌کند و هر کس ناسپاسی ورزد، [زیانی به خدا نمی‌رساند]؛ زیرا پروردگارم بی نیاز و کریم است.///و آن کس که از علم کتاب بهره‌اى داشت گفت: من، پیش از آنکه چشم بر هم زنى، آن را نزد تو مى‌آورم. چون آن را نزد خود دید، گفت: این بخشش پروردگار من است، تا مرا بیازماید که سپاسگزارم یا کافر نعمت. پس هر که سپاس گوید براى خود گفته است و هر که کفران ورزد پروردگار من بى‌نیاز و کریم است.///کسى که نزد او علمى از کتاب بود، گفت: من آن را پیش از آن که چشم خود را بر هم زنى نزد تو مى‌آورم. پس چون سلیمان آن تخت را نزد خود حاضر دید، گفت: این از فضل پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا سپاس مى‌گزارم یا ناسپاسى مى‌کنم و هر که سپاس گزارد تنها///کسى که نزد او دانشى از کتاب [الهى‌] بود، گفت: «من آن را پیش از آنکه چشم خود را بر هم زنى برایت مى‌آورم.» پس چون [سلیمان‌] آن [تخت‌] را نزد خود مستقر دید، گفت: «این از فضل پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا سپاسگزارم یا ناسپاسى مى‌کنم. و هر کس سپاس گزارد، تنها به سود خویش سپاس مى‌گزارد، و هر کس ناسپاسى کند، بى‌گمان پروردگارم بى‌نیاز و کریم است.»///کسى [به نام آصف بن برخیا] که به بخشى از کتاب [الهى] آگاهى داشت، گفت: «من آن [تخت] را پیش از آن که پلک چشمت به هم بخورد، نزد تو مى‌آورم!» همین که [سلیمان،] آن را نزد خود مستقر دید، [به جاى غرور و تکبر] گفت: «این از لطف پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا شکرگزارم یا ناسپاس؟ و هر کس شکر کند، قطعا به سود خویش شکر کرده، و هر کس ناسپاسى ورزد، [زیانى به خدا نمى‌رساند.] پروردگار من بى‌نیاز و کریم است.»///آن کس که به علمی از کتاب الهی دانا بود (یعنی آصف بن برخیا یا خضر که دارای اسم اعظم و علم غیب بود) گفت که من پیش از آنکه چشم بر هم زنی تخت را بدین جا آرم (و همان دم حاضر نمود)، چون سلیمان سریر را نزد خود مشاهده کرد گفت: این توانایی از فضل خدای من است تا مرا بیازماید که (نعمتش را) شکر می‌گویم یا کفران می‌کنم، و هر که شکر کند شکر به نفع خویش کرده و هر که کفران کند همانا خدا (از شکر خلق) بی‌نیاز و (بر کافر هم به لطف عمیم) کریم است.///کسی که از «علم کتاب» بهره‌ای داشت گفت من پیش از آنکه چشمت را برهم زنی آن را به نزدت می‌آورم [پذیرفت و آورد] و چون [سلیمان‌] آن را در نزد خویش مستقر دید، گفت این از فضل پروردگار من است که می‌آزمایدم که آیا شکر می‌ورزم یا کفران، و هر کس شکرورزد جز این نیست که به سود خویش شکرورزیده است و هر کس کفران کند، پروردگارم بی‌نیاز و بخشنده است‌///(اما) کسی که دانشی از کتاب (آسمانی) داشت گفت: «پیش از آنکه چشم بر هم زنی، آن را نزد تو خواهم آورد!» و هنگامی که (سلیمان) آن (تخت) را نزد خود ثابت و پابرجا دید گفت: «این از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را بجا می‌آورم یا کفران می‌کنم؟! و هر کس شکر کند، به نفع خود شکر می‌کند؛ و هر کس کفران نماید (بزیان خویش نموده است، که) پروردگار من، غنی و کریم است!»///گفت آنکه نزدش بود دانشی از کتاب من آرمت بدان پیش از آنکه بازگردد بسوی تو مژه‌ات پس هنگامی که نگریستش جایگزین نزد خویش گفت این از فضل پروردگارم باشد تا بیازمایدم آیا شکر می‌کنم یا کفران ورزم و آنکه شکر کند جز این نیست که برای خویشتن سپاسگزارد و آنکه کفران کند همانا پروردگار من است بی‌نیازی گرامی‌///کسی که نزد او دانشی از کتاب (ربانی) بود، گفت: «من آن را پیش از آنکه چشم خود را بر هم زنی برایت آورنده‌ام.» پس چون (سلیمان) آن (تخت) را نزد خود مستقر دید، گفت: «این از فضل پروردگار من است، تا مرا بیازماید (که) آیا شکر می‌گزارم یا کفران می‌ورزم. و هر که سپاس گزارد، تنها به سود خویش سپاس می‌گزارد و هر که ناسپاسی کند، پس همانا پروردگارم بسی بی‌نیاز کریم است.» quran_en_fa He said: "Transform her throne out of all recognition by her: let us see whether she is guided (to the truth) or is one of those who receive no guidance." گفت: تختش را [با تغییر دادن در زینت و آرایش] برایش ناشناس کنید تا ببینیم آیا [به شناخت آن] راه می‌یابد، یا از کسانی است که راه نمی‌یابند؟///گفت: تختش را [با تغییر دادن در زینت و آرایش] برایش ناشناس کنید تا ببینیم آیا [به شناخت آن] راه می‌یابد، یا از کسانی است که راه نمی‌یابند؟///گفت: تختش را دیگرگون کنید، ببینیم آن را باز مى‌شناسد یا از آنهاست که باز نتوانند شناخت.///گفت: تخت ملکه را برایش ناشناس سازید تا ببینیم آیا پى مى‌برد یا از آنهاست که پى نمى‌برند///گفت: «تخت [ملکه‌] را برایش ناشناس گردانید تا ببینیم آیا پى مى‌برد یا از کسانى است که پى نمى‌برند.»///[آنگاه] گفت: «تخت را [با تغییراتی‌] برایش ناشناس گردانید، تا ببینیم آیا [به شناخت آن‌] راه مى‌یابد، یا از کسانى است که [بدین چیزها] راه نمى‌برند.»///آن گاه سلیمان گفت: تخت او را (به تغییر شکل و هیأت) بر او ناشناس گردانید تا بنگریم که وی سریر خود را خواهد شناخت یا نه.///[سلیمان‌] گفت تختش را در دید او ناشناخته کنید، تا بنگریم که به آن پی می‌برد یا از کسانی است که پی نمی‌برند///(سلیمان) گفت: «تخت او را برایش ناشناس سازید؛ ببینم آیا متوجه می‌شود یا از کسانی است که هدایت نخواهند شد؟!///گفت ناشناس دارید برایش تختش را بنگریم آیا رهبری می‌شود یا می‌باشد از آنان که رهبری نشوند///گفت: «تخت (ملکه) را برایش ناشناس گردانید تا ببینیم آیا (بدان) رهنمون می‌شود یا از کسانی است که (به آن) راه نمی‌یابند.» quran_en_fa So when she arrived, she was asked, "Is this thy throne?" She said, "It was just like this; and knowledge was bestowed on us in advance of this, and we have submitted to Allah (in Islam)." پس زمانی که [ملکه سبا] آمد، گفتند: آیا تخت تو نیز این گونه است؟ گفت: گویا این همان است!! و ما را پیش از این [به حقانیت و قدرت سلیمان] آگاه کردند و [همان زمان] تسلیم شدیم؛///پس زمانی که [ملکه سبا] آمد، گفتند: آیا تخت تو نیز این گونه است؟ گفت: گویا این همان است!! و ما را پیش از این [به حقانیت و قدرت سلیمان] آگاه کردند و [همان زمان] تسلیم شدیم؛///چون آمد گفتندش: آیا تخت تو چنین بود؟ گفت: گویى همان است. و ما پیش از این آگاه شده بودیم و تسلیم بوده‌ایم.///پس وقتى ملکه آمد بدو گفته شد: آیا تخت تو همین گونه است؟ گفت: گویا این خود آن است، و ما پیش از این هم [به قدرت سلیمان‌] واقف شده بودیم و تسلیم بوده‌ایم///پس وقتى [ملکه‌] آمد، [بدو] گفته شد: «آیا تخت تو همین گونه است؟» گفت: «گویا این همان است و پیش از این، ما آگاه شده و از در اطاعت درآمده بودیم.»///پس هنگامى که [ملکه آمد، به او گفته شد: «آیا تخت تو این­گونه است؟» گفت: «گویا خود آن است! و ما را پیش از این [که شاهد این معجزات باشیم‌، به حقانیت و قدرت سلیمان] آگاه کردند. و تسلیم شدیم.»///هنگامی که بلقیس آمد از او پرسیدند که عرش تو چنین است؟ وی گفت: گویا همین است و ما از این پیش بدین امور دانا و تسلیم (امر خدا) بودیم.///و چون [بلقیس‌] آمد به او گفته شد آیا تخت تو این چنین است؟ گفت‌گویی همان است، و پیش از این، به ما علم [به حقانیت سلیمان‌] داده شده است و ما فرمانبردار بوده‌ایم‌///هنگامی که آمد، به او گفته شد: «آیا تخت تو این گونه است؟» گفت: گویا خود آن است! و ما پیش از این هم آگاه بودیم و اسلام آورده بودیم!»///پس گاهی که بیامد آن زن گفته شد آیا چنین است تختت گفت گوئیا این است آن و داده شدیم دانش را پیش از آن و بودیم تسلیم‌شدگان‌///پس چون (ملکه) آمد، (بدو) گفته شد: «آیا تخت تو همین‌گونه است‌؟» گفت: «گویا این همان است و پیش از این هم ما آگاه شده و از تسلیم‌شدگان بوده‌ایم.» quran_en_fa And he diverted her from the worship of others besides Allah: for she was (sprung) of a people that had no faith. چیزی را که [ملکه سبا] به جای خدا می‌پرستید او را [از تسلیم شدن به حق] بازداشته بود؛ زیرا او از گروه کافران بود [و در میان آنان رشد کرده بود و به روش و رفتار آنان خو گرفته بود.]///چیزی را که [ملکه سبا] به جای خدا می‌پرستید او را [از تسلیم شدن به حق] بازداشته بود؛ زیرا او از گروه کافران بود [و در میان آنان رشد کرده بود و به روش و رفتار آنان خو گرفته بود.]///و او را از هر چه به جز خداى یکتا مى‌پرستید، بازداشت. زیرا او در زمره کافران بود.///و او را آنچه به جاى خدا مى‌پرستید [از ایمان به خدا] بازداشته بود، همانا او از گروه کافران بود///و [در حقیقت قبلا] آنچه غیر از خدا مى‌پرستید مانع [ایمان‌] او شده بود و او از جمله گروه کافران بود.///آنچه [آن زن] به جاى خدا مى‌پرستید، او را [از حق] بازداشته بود، و او از قوم کافران بود.///و او را پرستش غیر خدا (مانند آفتاب و سایر اجرام علوی، از خدا پرستی) باز داشته و از فرقه کافران مشرک به شمار بود.///و آنچه به جای خدا می‌پرستید، او را [از ایمان به خدا] باز داشته بود، که او [در آغاز] از قوم کافران بود///و او را از آنچه غیر از خدا میپرستید بازداشت، که او [= ملکه سبا] از قوم کافران بود.///و بازداشتش آنچه بود می‌پرستید جز خدا همانا بود او از گروهی کافران‌///و آنچه را غیر از خدا می‌پرستید مانع (ایمان) او شده بود. همانا او از گروه کافران بود. quran_en_fa She was asked to enter the lofty Palace: but when she saw it, she thought it was a lake of water, and she (tucked up her skirts), uncovering her legs. He said: "This is but a palace paved smooth with slabs of glass." She said: "O my Lord! I have indeed wronged my soul: I do (now) submit (in Islam), with Solomon, to the Lord of the Worlds." به او گفتند: به حیاط قصر درآی. هنگامی که آن را دید، پنداشت آبی فراوان [چون دریاچه] است، پس دامن جامه از دو ساق پایش بالا زد [که به خیال خود وارد آب شود]، سلیمان گفت: این محوطه‌ای است صاف و هموار از شیشه [نه از آب]. [ملکه سبا] گفت: پروردگارا! قطعا من به خود ستم کردم، اینک همراه سلیمان، تسلیم [فرمان‌ها و احکام] خدا، پروردگار جهانیان شدم.///به او گفتند: به حیاط قصر درآی. هنگامی که آن را دید، پنداشت آبی فراوان [چون دریاچه] است، پس دامن جامه از دو ساق پایش بالا زد [که به خیال خود وارد آب شود]، سلیمان گفت: این محوطه‌ای است صاف و هموار از شیشه [نه از آب]. [ملکه سبا] گفت: پروردگارا! قطعا من به خود ستم کردم، اینک همراه سلیمان، تسلیم [فرمان‌ها و احکام] خدا، پروردگار جهانیان شدم.///گفتندش: به صحن قصر درآى. چون بدیدش پنداشت که آبگیرى ژرف است. دامن از ساقهایش برگرفت. سلیمان گفت: این صحنى است صاف از آبگینه. گفت: اى پروردگار من، من بر خویشتن ستم کرده‌ام و اینک با سلیمان در برابر پروردگار جهانیان تسلیم شدم.///به او گفته شد: وارد کاخ شو. پس چون آن را دید، پنداشت نهر آبى است، و جامه از دو ساق خویش بالا زد [تا از آب بگذرد] سلیمان گفت: این کاخى صیقلى شده از بلورهاست. [ملکه‌] گفت: پروردگارا! من به خود ستم کردم و اینک با سلیمان تسلیم خداوند، پروردگار جهانیان شد///به او گفته شد: «وارد ساحت کاخ [پادشاهى‌] شو.» و چون آن را دید، برکه‌اى پنداشت و ساقهایش را نمایان کرد. [سلیمان‌] گفت: «این کاخى مفروش از آبگینه است.» [ملکه‌] گفت: «پروردگارا، من به خود ستم کردم و [اینک‌] با سلیمان در برابر خدا، پروردگار جهانیان، تسلیم شدم.»///به او گفتند: «وارد صحن قصر شو!» پس چون آن را دید، پنداشت برکه‌ی آبى است. جامه از ساق پاهایش برگرفت، [سلیمان] گفت: «[این جا آبى نیست،] بلکه قصرى است از شیشه و بلور صیقلى.» [ملکه] گفت: «پروردگارا! من به خود ستم کردم؛ و [اکنون] همراه سلیمان، در برابر پروردگار جهانیان، سر تسلیم فرود آورده‌ام!»///آن‌گاه او را گفتند که در ساحت این قصر داخل شو، وی چون کوشک را مشاهده کرد (از فرط صفا و تلألؤ) پنداشت که لجه آبی است و جامه از ساقهای پا برگرفت، سلیمان گفت: این قصری است از آبگینه صاف، بلقیس گفت: بار الها، من سخت بر نفس خویش ستم کردم و اینک با (رسول تو) سلیمان تسلیم فرمان یکتا پروردگار عالمیان گردیدم.///به او گفته شد وارد قصر شو، و چون آن را دید پنداشت که برکه آبی است، و از دو ساق پایش جامه برداشت [سلیمان‌] گفت آن قصری صاف و صیقلی از آبگینه‌هاست [و آب نیست‌] [بلقیس‌] گفت پروردگارا بر خود ستم کرده‌ام و اینک همراه سلیمان در برابر خداوند که پروردگار جهانیان است فرمانبردارم‌///به او گفته شد: «داخل حیاط (قصر) شو!» هنگامی که نظر به آن افکند، پنداشت نهر آبی است و ساق پاهای خود را برهنه کرد (تا از آب بگذرد؛ اما سلیمان) گفت: «(این آب نیست،) بلکه قصری است از بلور صاف!» (ملکه سبا) گفت: «پروردگارا! من به خود ستم کردم؛ و (اینک) با سلیمان برای خداوندی که پروردگار عالمیان است اسلام آوردم!»///گفته شد بدو به کاخ اندرآی پس گاهی که نگریستش پنداشتش آبگیری و برهنه ساخت ساقهای خویش را گفت همانا آن است کاخی لغزنده ساخته از بلور گفت آن زن پروردگارا همانا ستم به خود کردم و اسلام آوردم با سلیمان برای خدا پروردگار جهانیان‌///به او گفته شد: «وارد ساحت کاخ (پادشاهی) شو.» پس چون دیدش، آن را برکه‌ای پنداشت و ساق‌های پایش را برگشود. سلیمان گفت: «بی‌گمان این کاخی مفروش از آبگینه‌هایی است.» (بلقیس) گفت: «من بی‌گمان به خود ستم کردم، و با (همراهی) سلیمان به پروردگار جهانیان (ایمان و) اسلام آوردم.» quran_en_fa We sent (aforetime), to the Thamud, their brother Salih, saying, "Serve Allah": But behold, they became two factions quarrelling with each other. همانا به سوی قوم ثمود برادرشان صالح را فرستادیم که خدا را بپرستید. پس ناگهان آنان دو گروه [مؤمن و کافر] شدند که با یکدیگر نزاع و دشمنیمی کردند.///همانا به سوی قوم ثمود برادرشان صالح را فرستادیم که خدا را بپرستید. پس ناگهان آنان دو گروه [مؤمن و کافر] شدند که با یکدیگر نزاع و دشمنیمی کردند.///و بر قوم ثمود برادرشان صالح را فرستادیم که: خداى یکتا را بپرستید. ناگهان دو گروه شدند و با یکدیگر به خصومت برخاستند.///و به راستى به سوى ثمود برادرشان صالح را فرستادیم که خدا را بپرستید اما آنها دو گروه شدند و به خصومت برخاستند///و به راستى، به سوى ثمود، برادرشان صالح را فرستادیم که: «خدا را بپرستید.» پس به ناگاه آنان دو دسته متخاصم شدند.///و به سوى قوم ثمود، برادرشان صالح را فرستادیم که [گفت:] «خداوند را بپرستید!» آن‌گاه مردم دو گروه [مؤمن و کافر] شدند که با یکدیگر ستیزه مى‌کردند.///و همانا ما به قوم ثمود برادرشان صالح را به رسالت فرستادیم که خدای یکتا را پرستید، پس قوم بر دو فرقه شدند (یک فرقه مؤمن و دیگر کافر) و با هم به مخاصمه و جدال می‌پرداختند.///و به راستی به سوی قوم ثمود، برادرشان صالح را فرستادیم، که خداوند را بپرستید، آنگاه به دو گروه ستیزه‌جو تقسیم شدند///ما به سوی «ثمود»، برادرشان «صالح» را فرستادیم که: خدای یگانه را بپرستید! اما آنان به دو گروه تقسیم شدند که به مخاصمه پرداختند.///و همانا فرستادیم بسوی ثمود برادرشان صالح را که پرستش کنید خدا را ناگهان ایشان دو گروهند ستیزه‌کنان‌///و همانا سوی ثمود، برادرشان صالح را به‌راستی فرستادیم که: «خدا را بپرستید.» پس به ناگهان آنان دو دسته‌اند (که) با هم بسی دشمنی می‌کنند. quran_en_fa He said: "O my people! why ask ye to hasten on the evil in preference to the good? If only ye ask Allah for forgiveness, ye may hope to receive mercy. گفت: ای قوم من! چرا بر عذاب و هلاکت، پیش از توبه و ایمان شتاب می‌کنید؟! چرا از خدا درخواست آمرزش نمی‌کنید تا مورد رحمت قرار گیرید؟!///گفت: ای قوم من! چرا بر عذاب و هلاکت، پیش از توبه و ایمان شتاب می‌کنید؟! چرا از خدا درخواست آمرزش نمی‌کنید تا مورد رحمت قرار گیرید؟!///گفت: اى قوم من، چرا پیش از نیکى بر بدى مى‌شتابید؟ چرا از خدا آمرزش نمى‌خواهید؟ شاید بر شما رحمت آورد.///گفت: اى قوم من! چرا پیش از رحمت، خواهان شتاب در عذابید؟ چرا از خدا طلب آمرزش نمى‌کنید تا مورد رحمت قرار گیرید/// [صالح‌] گفت: «اى قوم من، چرا پیش از [جستن‌] نیکى، شتابزده خواهان بدى هستید؟ چرا از خدا آمرزش نمى‌خواهید؟ باشد که مورد رحمت قرار گیرید.»///[صالح] گفت: «اى قوم من! چرا پیش از نیکى، شتابزده خواهان بدى هستید؟ [چرا درخواست عذاب مى‌کنید؟] چرا از خداوند آمرزش نمى‌خواهید تا مشمول رحمت گردید؟»///صالح گفت: ای قوم، چرا پیش از نکوکاری به بدکاری می‌شتابید؟ چرا (از کردار زشت) استغفار به درگاه خدا نمی‌کنید تا شاید مورد عفو و رحمت واقع شوید؟///[صالح‌] گفت ای قوم من چرا عذاب را پیش از رحمت، به شتاب می‌طلبید، چرا از خداوند آمرزش نمی‌خواهید، باشد که مشمول رحمت شوید///(صالح) گفت: «ای قوم من! چرا برای بدی قبل از نیکی عجله می‌کنید (و عذاب الهی را می‌طلبید نه رحمت او را)؟! چرا از خداوند تقاضای آمرزش نمی‌کنید تا شاید مشمول رحمت (او) شوید؟!»///گفت ای قوم من چرا می‌شتابید به بدی پیش از خوبی چرا آمرزش نمی‌جوئید از خدا شاید رحم آورده شوید///(صالح) گفت: «ای قوم من! چرا پیش از نیکی، به بدی شتاب می‌جویید؟ چرا از خدا پوشش نمی‌خواهید؟ شاید شما مورد رحمت قرار گیرید.» quran_en_fa They said: "Ill omen do we augur from thee and those that are with thee". He said: "Your ill omen is with Allah; yea, ye are a people under trial." گفتند: ما به تو و همراهانت فال بد زده‌ایم [و شما را سبب بروز این همه مشکلات و بدبختی خود می‌دانیم]. گفت: سبب بروز مشکلات و بدبختی شما [طغیان و گناهان شماست که عکس العملش] نزد خداست، [ربطی به ما ندارد] بلکه شما گروهی هستید که [به مشکلات و مصایب] امتحان می‌شوید [شاید به این سبب توبه کنید و مؤمن شوید.]///گفتند: ما به تو و همراهانت فال بد زده‌ایم [و شما را سبب بروز این همه مشکلات و بدبختی خود می‌دانیم]. گفت: سبب بروز مشکلات و بدبختی شما [طغیان و گناهان شماست که عکس العملش] نزد خداست، [ربطی به ما ندارد] بلکه شما گروهی هستید که [به مشکلات و مصایب] امتحان می‌شوید [شاید به این سبب توبه کنید و مؤمن شوید.]///گفتند: ما تو را و یارانت را به فال بد گرفته‌ایم. گفت: جزاى شما نزد خداست. اینک مردمى فریب‌خورده هستید.///گفتند: ما تو و هر که را با توست به فال بد گرفته‌ایم. گفت: فال [نیک و بد] شما نزد خداست، بلکه شما مردمى هستید که امتحان مى‌شوید///گفتند: «ما به تو و به هر کس که همراه توست شگون بد زدیم.» گفت: «سرنوشت خوب و بدتان پیش خداست، بلکه شما مردمى هستید که مورد آزمایش قرار گرفته‌اید.»///[مردم به صالح] گفتند: «ما به تو و همراهانت، فال بد زده‌ایم. این قحطى و مشکلات ما، به خاطر وجود شماست!]» [صالح] گفت: «فال، [و سرنوشت نیک و بد] شما نزد خداست، بلکه شما گروهى هستید که مورد آزمایش قرار گرفته‌اید.»///آن کافران گفتند: ما به وجود تو و پیروانت فال بد می‌زنیم (که ظهور تو اسباب رنج و خصومت و عذاب و شومی حال ما شده است). صالح گفت: این فال بد شما نزد خدا (محققا معلوم) است بلکه شما گرفتار امتحان و ابتلا شده‌اید (و خود موجب گرفتاریتان هستید).///گفتند ما به تو و همراهانت فال بد زده‌ایم گفت فال شما با خداست، بلکه شما قومی هستید که در معرض آزمونید///آنها گفتند: «ما تو را و کسانی که با تو هستند به فال بد گرفتیم!» (صالح) گفت: «فال (نیک و) بد شما نزد خداست (و همه مقدرات به قدرت او تعیین می‌گردد)؛ بلکه شما گروهی هستید فریب‌خورده!///گفتند به فال بد گرفتیم تو و آنان را که با تو هستند گفت همانا فال بد شما نزد خدا است بلکه شمائید گروهی گرفتارشدگان (یا آزمودگان)///گفتند: «ما به تو و به هر کس (که) با تو است شگون (بد) زده‌ایم‌». گفت: «شگونتان نزد خداست. بلکه شما مردمی هستید که مورد آزمایشی آتشبار [: دشوار] قرار می‌گیرید.» quran_en_fa There were in the city nine men of a family, who made mischief in the land, and would not reform. در آن شهر نه نفر از اشراف و سران بودند که در آن فساد می‌کردند و اصلاح‌گر نبودند،///در آن شهر نه نفر از اشراف و سران بودند که در آن فساد می‌کردند و اصلاح‌گر نبودند،///در شهر نه مرد ناصالح بودند که در آن سرزمین فساد مى‌کردند نه اصلاح.///و در آن شهر، نه دسته بودند که در آن سرزمین فساد مى‌کردند و به اصلاح نمى‌پرداختند///و در آن شهر، نه دسته بودند که در آن سرزمین فساد مى‌کردند و از در اصلاح درنمى‌آمدند.///و در آن شهر، نه گروه بودند که در آن سرزمین فساد مى‌کردند و اهل اصلاح نبودند.///و در شهرستان قوم صالح نه (نفر از رؤسای) قبیله بودند که دائم در زمین به فتنه و فساد می‌پرداختند و هرگز قدمی به صلاح (خلق) بر نمی‌داشتند.///و در شهر نه تن بودند که در آن سرزمین به فساد می‌پرداختند و هیچ‌کار شایسته‌ای نمی‌کردند///و در آن شهر، نه گروهک بودند که در زمین فساد می‌کردند و اصلاح نمی‌کردند.///و بودند در شهر نه تیره که تبهکاری می‌کردند در زمین و اصلاح نمی‌کردند///و در (آن) شهر نه دسته بودند، که در آن سرزمین فساد می‌کردند و اصلاح نمی‌نمودند. quran_en_fa They said: "Swear a mutual oath by Allah that we shall make a secret night attack on him and his people, and that we shall then say to his heir (when he seeks vengeance): 'We were not present at the slaughter of his people, and we are positively telling the truth.'" [آنان به یکدیگر] گفتند: هم قسم شوید که حتما به صالح و خانواده‌اش شبیخون می‌زنیم [تا همه را نابود کنیم]، آن گاه به خونخواهش بگوییم: ما زمان هلاک شدن خانواده‌اش حضور نداشتیم و یقینا راستگوییم.///[آنان به یکدیگر] گفتند: هم قسم شوید که حتما به صالح و خانواده‌اش شبیخون می‌زنیم [تا همه را نابود کنیم]، آن گاه به خونخواهش بگوییم: ما زمان هلاک شدن خانواده‌اش حضور نداشتیم و یقینا راستگوییم.///گفتند: به خدا سوگند خورید که بر او و کسانش شبیخون زنیم. و چون کسى به طلب خونش برخیزد، بگوییم: ما به هنگام هلاکت کسان او آنجا نبوده‌ایم، و ما راست گفتاریم.///گفتند: بیایید به نام خدا هم قسم شوید که حتما به «صالح» و کسانش شبیخون مى‌زنیم، سپس به خونخواه وى [به دروغ‌] خواهیم گفت: ما در محل قتل کسانش حاضر نبودیم و ما قطعا راست مى‌گوییم/// [با هم‌] گفتند: «با یکدیگر سوگند بخورید که: حتما به [صالح‌] و کسانش شبیخون مى‌زنیم، سپس به ولى او خواهیم گفت: ما در محل قتل کسانش حاضر نبودیم، و ما قطعا راست مى‌گوییم.»///[آن گروه‌های مفسد به یکدیگر] گفتند: «به خداوند سوگند یاد کنید [و هم‌قسم شوید] که بر صالح و خانواده‌اش شبیخون مى‌زنیم، [و آنها را به قتل مى‌رسانیم،] سپس به خونخواهش خواهیم گفت: ما در محل قتل کسانش حاضر نبودیم، و ما قطعا راست مى‌گوییم.»///آن رؤسای مفسد (به قوم صالح) گفتند که شما هم قسم شوید که با هم شبیخون زنیم و شبانه صالح را به قتل برسانیم، آن گاه به وارث او همه شهادت خواهیم داد که ما در مکان ارتکاب قتل (او و) اهلش حاضر نبودیم و البته ما راستگوییم.///گفتند به خدا هم قسم شوید که بر او و خانواده‌اش شبیخون بزنیم، سپس به خونخواهش بگوییم که ما در کشتار خانواده‌اش حاضر و ناظر نبوده‌ایم، و ما راستگوییم‌///آنها گفتند: «بیایید قسم یاد کنید به خدا که بر او [= صالح‌] و خانواده‌اش شبیخون می‌زنیم (و آنها را به قتل می‌رسانیم؛) سپس به ولی دم او می‌گوییم: ما هرگز از هلاکت خانواده او خبر نداشتیم و در این گفتار خود صادق هستیم!»///گفتند سوگند یاد کنید به خدا که شبیخون آریم بر او و خاندانش و سپس گوئیم به ولی او که ندیدیم (یا گواهی ندادیم) هلاک خویشاوندش را (یا خاندانش را) و هر آینه مائیم راستگویان‌///(با هم) گفتند: «با همدیگر به خدا سوگند یاد کنید که حتما به او [: صالح] و کسانش شبیخون زنیم. سپس بی‌چون به ولی (دم و وارث) او همی خواهیم گفت: ما در محل هلاکت اهلش [: صالحیان] حاضر نبودیم. و به‌راستی ما همواره راستگویانیم.» quran_en_fa They plotted and planned, but We too planned, even while they perceived it not. آنان نیرنگ مهمی به کار گرفتند و ما هم در حالی که بی خبر بودند [با کیفر بسیار سختی] نیرنگ آنان را از بین بردیم.///آنان نیرنگ مهمی به کار گرفتند و ما هم در حالی که بی خبر بودند [با کیفر بسیار سختی] نیرنگ آنان را از بین بردیم.///و غافل بودند که اگر آنها حیله‌اى اندیشیده‌اند ما نیز حیله‌اى اندیشیده‌ایم.///و نیرنگى طرح کردند و ما نیز نیرنگى تدبیر کردیم و خبر نداشتند///و دست به نیرنگ زدند و [ما نیز] دست به نیرنگ زدیم و خبر نداشتند.///و آنها دست به نیرنگ بزرگى زدند، و ما نیز به تدبیر بزرگى دست زدیم؛ ولى آنها نمى‌فهمیدند.///و آن کافران (در قتل صالح) مکر و حیله به کار بردند و ما هم آنها را از جایی که هیچ نمی‌فهمیدند به کیفر مکرشان رسانیدیم.///و مکرورزیدند، و ما نیز مکر در میان آوردیم و آنان در نمی‌یافتند///آنها نقشه مهمی کشیدند، و ما هم نقشه مهمی؛ در حالی که آنها درک نمی‌کردند!///و آوردند نیرنگی و آوردیم نیرنگی و آنان درنیافتند///و دست به نیرنگی (بزرگ) زدند و (ما نیز) دست به نیرنگی (بزرگ) زدیم در حالی‌که (آنان) باریک‌بینی نمی‌کنند. quran_en_fa Then see what was the end of their plot!- this, that We destroyed them and their people, all (of them). پس با تأمل بنگر که سرانجام نیرنگشان چگونه بود؟ که ما آنان و قومشان را همگی درهم کوبیدیم و هلاک کردیم.///پس با تأمل بنگر که سرانجام نیرنگشان چگونه بود؟ که ما آنان و قومشان را همگی درهم کوبیدیم و هلاک کردیم.///بنگر که عاقبت مکرشان چه شد: ما آنها و قومشان را به تمامى هلاک کردیم.///پس بنگر که عاقبت نیرنگشان چگونه شد، که ما آنها و قومشان را همگى هلاک کردیم///پس بنگر که فرجام نیرنگشان چگونه بود: ما آنان و قومشان را همگى هلاک کردیم.///پس بنگر که پایان تدبیر آنان به کجا انجامید؟ ما آنان و قومشان، همگى را نابود کردیم.///بنگر که پایان مکرشان چه شد؟ عاقبت ما همه آنان را بستگانشان هلاک کردیم.///پس بنگر که سرانجام مکرشان چگونه بود که ایشان و قومشان را همگی، نابود کردیم‌///بنگر عاقبت توطئه آنها چه شد، که ما آنها و قومشان همگی را نابود کردیم؛///پس بنگر چگونه شد فرجام نیرنگشان که واژگون ساختیم ایشان را با قومشان همگی‌///پس بنگر فرجام نیرنگشان چگونه بود، که ما بی‌گمان آنان و قومشان، همگی را هلاک کردیم. quran_en_fa Now such were their houses, - in utter ruin, - because they practised wrong-doing. Verily in this is a Sign for people of knowledge. این خانه‌های آنان است که به سبب ستمشان [از سکنه] خالی مانده. بی تردید در این سرگذشت برای گروهی که معرفت و شناخت دارند، عبرتی بزرگ وجود دارد،///این خانه‌های آنان است که به سبب ستمشان [از سکنه] خالی مانده. بی تردید در این سرگذشت برای گروهی که معرفت و شناخت دارند، عبرتی بزرگ وجود دارد،///آن خانه‌هاى آنهاست که به کیفر ظلمى که مى‌کردند خالى افتاده است. در آن دانایان را عبرتى است.///و این هم خانه‌هاى خالى آنهاست به سزاى ظلمى که کردند. قطعا در این [امر] براى مردمى که بدانند عبرتى است///و این [هم‌] خانه‌هاى خالى آنهاست به [سزاى‌] بیدادى که کرده‌اند. قطعا در این [کیفر] براى مردمى که مى‌دانند عبرتى خواهد بود.///پس این خانه‌هاى آنهاست که به خاطر ظلمى که کردند، ویران و خالى شده است. و قطعا در این [کیفر، عبرت و] نشانه‌ی روشنى است براى اهل علم و آگاهى.///این است خانه‌های بی‌صاحب ایشان که چون ظلم کردند همه ویران شد و در این کار برای دانایان آیت عبرت است.///این است خانه‌هایشان که به خاطر ستمی که ورزیدند [خاموش و] خالی است، بی‌گمان در این برای اهل معرفت مایه عبرتی هست‌///این خانه‌های آنهاست که بخاطر ظلم و ستمشان خالی مانده؛ و در این نشانه روشنی است برای کسانی که آگاهند!///پس اینک خانه‌های آنان فرود آمده بدانچه ستم کردند همانا در این است نشانیی برای گروهی که می‌دانند///پس آنها (همان) خانه‌های آنان است که به (سزای) بیدادگریشان ویران است. به‌راستی در این (کیفر) برای مردمی که می‌دانند همواره نشانه‌ای است. quran_en_fa And We saved those who believed and practised righteousness. و آنان را که ایمان آوردند و همواره پرهیزکاری می‌کردند، نجات دادیم.///و آنان را که ایمان آوردند و همواره پرهیزکاری می‌کردند، نجات دادیم.///آنهایى را که ایمان آورده بودند و پرهیزگار بودند، نجات دادیم.///و کسانى را که ایمان آورده و پرهیزکارى مى‌کردند نجات دادیم///و کسانى را که ایمان آورده و تقوا پیشه کرده بودند رهانیدیم.///و مؤمنان و کسانى را که اهل پروا بودند، نجات دادیم.///و (از آن قوم) اهل ایمان را که پرهیزکار و خدا ترس بودند همه را (از عذاب) نجات دادیم.///و کسانی را که ایمان آوردند و پروا و پرهیز ورزیدند نجات دادیم‌///و کسانی را که ایمان آورده و تقوا پیشه کرده بودند نجات دادیم!///و نجات دادیم آنان را که ایمان آوردند و پرهیزکاری می‌کردند///و کسانی را که ایمان آورده‌اند و پرهیزگاری می‌کرده‌اند رهانیدیم. quran_en_fa (We also sent) Lut (as a messenger): behold, He said to his people, "Do ye do what is shameful though ye see (its iniquity)? و لوط را [یاد کن] هنگامی که به قومش گفت: آیا این عمل بسیار زشت را در حالی که [وقت انجام دادنش با بی شرمی کامل به هم] نگاه می‌کنید، مرتکب می‌شوید؟!///و لوط را [یاد کن] هنگامی که به قومش گفت: آیا این عمل بسیار زشت را در حالی که [وقت انجام دادنش با بی شرمی کامل به هم] نگاه می‌کنید، مرتکب می‌شوید؟!///و لوط را به یادآر. آنگاه که به قوم خود گفت: کارهاى زشت مرتکب مى‌شوید، در حالى که خود به زشتى آن آگاهید؟///و [یاد کن‌] لوط را که چون به قوم خود گفت: آیا به فحشا روى مى‌آورید در حالى که [نتایج شوم آن را] مى‌بینید///و [یاد کن‌] لوط را که چون به قوم خود گفت: «آیا دیده و دانسته مرتکب عمل ناشایست [لواط] مى‌شوید؟///و لوط را که به قومش گفت: «آیا این کار بسیار زشت را مى‌کنید، در حالى که به زشتى آن آگاهید؟///و (پیغمبر خود) لوط را فرستادیم وقتی که به قوم خود گفت: آیا شما با آنکه بصیرت (به زشتی عمل خود) دارید باز مرتکب چنین کار منکری می‌شوید؟///و نیز لوط را [فرستادیم‌] که به قومش گفت آیا دیده و دانسته مرتکب کار ناشایسته می‌شوید؟///و لوط را (به یاد آور) هنگامی که به قومش گفت: «آیا شما به سراغ کار بسیار زشتی می‌روید در حالی که (نتایج شوم آن را) می‌بینید؟!///و لوط را هنگامی که گفت به قوم خود آیا مرتکب فحشا شوید (ناشایست را آورید) و شمائید بینایان‌///و (یاد کن) لوط را چون به قومش گفت: «آیا در حالی (که) می‌نگرید مرتکب (این) عمل ناشایست تجاوزگر می‌شوید؟» quran_en_fa Would ye really approach men in your lusts rather than women? Nay, ye are a people (grossly) ignorant! آیا شما از روی میل و شهوت به جای زنان با مردان آمیزش می‌کنید؟ [شما برای این کار زشت دلیل و برهانی ندارید] بلکه شما گروهی نادان هستید.///آیا شما از روی میل و شهوت به جای زنان با مردان آمیزش می‌کنید؟ [شما برای این کار زشت دلیل و برهانی ندارید] بلکه شما گروهی نادان هستید.///چرا از روى شهوت به جاى زنان به مردان مى‌گرایید؟ شما مردمى نادان هستید.///آیا شما به جاى زنان، از روى شهوت به سراغ مردان مى‌آیید؟ بلکه شما مردمى جهالت پیشه‌اید///آیا شما به جاى زنان، از روى شهوت با مردها در مى‌آمیزید؟ [نه!] بلکه شما مردمى جهالت‌پیشه‌اید.»///آیا شما از روی شهوت، به جای زنان، به سراغ مردان مى‌روید؟ بلکه شما مردمى [نادان و] جهالت پیشه‌اید.»///آیا شما با مردان شهوترانی کرده و زنان را ترک می‌گویید؟ بلکه شما بسیار مردم جهالت پیشه و گمراهی هستید.///آیا شما از روی شهوت، با مردان به جای زنان می‌آمیزید؟ آری شما قومی ندانم‌کار هستید///آیا شما بجای زنان، از روی شهوت به سراغ مردان می‌روید؟! شما قومی نادانید!»///آیا شما با مردان گردائید به شهوت نه زنان بلکه شمائید گروهی نادانان‌///«آیا شما بی‌گمان به جای زنان، همواره از روی شهوت با مردان در می‌آمیزید؟ بلکه شما مردمی هستید (که) نادانی می‌کنید.» quran_en_fa But his people gave no other answer but this: they said, "Drive out the followers of Lut from your city: these are indeed men who want to be clean and pure!" پس جواب قومش جز این نبود که گفتند: خاندان لوط را از شهرتان بیرون کنید؛ زیرا آنان مردمانی اند که همواره خواهان پاکی اند.///پس جواب قومش جز این نبود که گفتند: خاندان لوط را از شهرتان بیرون کنید؛ زیرا آنان مردمانی اند که همواره خواهان پاکی اند.///جواب قوم او جز این نبود که گفتند: خاندان لوط را از قریه خود بیرون کنید. آنان دعوى پاکى مى‌کنند.///ولى پاسخ قومش غیر از این نبود که گفتند: خاندان لوط را از شهرتان بیرون کنید که آنها مردمى هستند که پاکى مى‌ورزند [و مقدس مآبند]///و [لى‌] پاسخ قومش غیر از این نبود که گفتند: «خاندان لوط را از شهرتان بیرون کنید که آنها مردمى هستند که به پاکى تظاهر مى‌نمایند.»///ولى پاسخ قومش جز این نبود که گفتند: «خاندان لوط را از شهرتان بیرون کنید؛ زیرا آنان مردمى هستند که پاکدامنی را می‌طلبند، [و با ما همصدا نیستند]!»///قوم لوط به او جوابی ندادند جز آنکه (با یکدیگر) گفتند که لوط را با همه اهل بیتش از شهر خود بیرون کنید زیرا که (از این کار) تنزه و دوری می‌جویند.///آنگاه پاسخ قوم او جز این نبود که می‌گفتند خاندان لوط را از شهرتان برانید که ایشان مردمی منزه‌طلب هستند///آنها پاسخی جز این نداشتند که (به یکدیگر) گفتند: «خاندان لوط را از شهر و دیار خود بیرون کنید، که اینها افرادی پاکدامن هستند!»///پس نبود پاسخ قومش جز آنکه گفتند برون کنید خاندان لوط را از شهر خویش که ایشانند مردانی پاکیزگی‌جویان‌///پس پاسخ قومش غیر از این نبود که گفتند: «خاندان لوط را از مجتمعتان بیرون کنید. آنها مردمانی هستند که سخت به پاکیز‌گی تظاهر می‌نمایند.» quran_en_fa But We saved him and his family, except his wife; her We destined to be of those who lagged behind. پس او و خانواده‌اش را نجاتدادیم مگر همسرش را که مقدر کرده بودیم در باقی ماندگان [در شهر برای هلاکت بماند.]///پس او و خانواده‌اش را نجاتدادیم مگر همسرش را که مقدر کرده بودیم در باقی ماندگان [در شهر برای هلاکت بماند.]///او و کسانش، جز زنش، را نجات دادیم. چنان خواستیم که آن زن از بازماندگان باشد.///پس او و خانواده‌اش را نجات دادیم، جز زنش را که مقدر کردیم از بازماندگان باشد///پس او و خانواده‌اش را نجات دادیم، جز زنش را که مقدر کردیم از باقى‌ماندگان [در خاکستر آتش‌] باشد.///پس ما لوط و خانواده‌اش را نجات دادیم، جز زنش را که [به خاطر انحراف،] مقدر کرده بودیم از بازماندگان [و نابودشدگان] باشد.///ما هم لوط را با همه اهل بیتش جز زن (کافر) او که مقدر کردیم که میان اهل عذاب باقی ماند همه را نجات دادیم.///آنگاه او و خانواده‌اش را نجات دادیم، مگر زنش را که جزو واپس‌ماندگان تعیینش کرده بودیم‌///ما او و خانواده‌اش را نجات دادیم، بجز همسرش که مقدر کردیم جزء باقی‌ماندگان (در آن شهر) باشد!///پس رهانیدیم او و خاندانش را مگر زنش که مقدر گردانیدیم او را از گذشتگان‌///پس او و خانواده‌اش را نجات دادیم، جز زنش را که مقدر کردیم از بازماندگان در غبار کفر باشد. quran_en_fa And We rained down on them a shower (of brimstone): and evil was the shower on those who were admonished (but heeded not)! و بارانی از [سنگ گل] بر آنان باراندیم، پس بد بود باران بیم داده شدگان.///و بارانی از [سنگ گل] بر آنان باراندیم، پس بد بود باران بیم داده شدگان.///بارانى بر آنها بارانیدیم و باران تهدیدشدگان چه بد بارانى است.///و باران [عذاب‌] برایشان باراندیم و باران بیم داده شدگان، بد بارانى است///و بارانى [از سجیل‌] بر ایشان فرو باریدیم، و باران هشدارداده‌شدگان، چه بد بارانى بود.///سپس بارانى [از سنگ] بر سر آنها باریدیم، [و همگى زیر آن دفن شدند.] و چه بد است باران هشدارداده­شدگان!///و بر سر آنها سنگ‌های هلاک باراندیم و بسیار بد باران هلاکتی است باران آن قوم بدکار.///و بر آنان بارانی [از سنگ‌] باراندیم، و باران [بلای‌] هشداریافتگان چه بد است‌///سپس بارانی (از سنگ) بر سر آنها باراندیم (و همگی زیر آن مدفون شدند)؛ و چه بد است باران انذارشدگان!///و باریدیم بر آنان بارانی پس چه زشت است باران بیم‌دادگان‌///و بارانی (شدید از سنگ گل) بر سر (و سامان) ‌شان فرو بارانیدیم. پس باران هشدارداده‌شدگان چه بد بود. quran_en_fa Say: Praise be to Allah, and Peace on his servants whom He has chosen (for his Message). (Who) is better?- Allah or the false gods they associate (with Him)? بگو: همه ستایش‌ها ویژه خداست، و درود بر آن بندگانش که آنان را برگزیده است. آیا خدا بهتر است یا آنچه شریک او قرار می‌دهند؟///بگو: همه ستایش‌ها ویژه خداست، و درود بر آن بندگانش که آنان را برگزیده است. آیا خدا بهتر است یا آنچه شریک او قرار می‌دهند؟///بگو: سپاس الله را و سلام بر بندگان برگزیده او. آیا الله بهتر است یا آن چیزها که شریک او قرار مى‌دهند؟///بگو: سپاس براى خداست، و سلام بر آن بندگانش که برگزیده است. آیا خدا بهتر است یا آنچه [با او] شریک مى‌کنند///بگو: «سپاس براى خداست، و درود بر آن بندگانش که [آنان را] برگزیده است.» آیا خدا بهتر است یا آنچه [با او] شریک مى‌گردانند؟///بگو: «سپاس براى خداست و سلام بر آن بندگانش، که آنان را برگزید.» آیا خدا بهتر است یا آنچه که شریک او قرار مى‌دهند؟///(ای رسول) بگو: ستایش مخصوص خداست و سلام خاص بر بندگان برگزیده خدا، آیا خدا بهتر است یا آنچه آنان شریک خدا می‌شمارند؟///بگو سپاس خداوند را و سلام بر بندگانی که ایشان را برگزیده است، آیا خداوند بهتر است یا آنچه برایش شریک می‌آورند؟///بگو: «حمد مخصوص خداست؛ و سلام بر بندگان برگزیده‌اش!» آیا خداوند بهتر است یا بتهایی که همتای او قرارمی‌دهند؟!///بگو سپاس خدا را و سلام بر بندگان او که برگزیده است آیا خدا بهتر است یا آنچه شرک می‌ورزند///بگو: «همه‌ی سپاس‌ها برای خداست و درودی (فراوان) بر بندگان ویژه‌اش که آنان را به شایستگی برگزید.» آیا خدا بهتر است یا آنچه (با او) شریک می‌گردانند؟ quran_en_fa Or, Who has created the heavens and the earth, and Who sends you down rain from the sky? Yea, with it We cause to grow well-planted orchards full of beauty of delight: it is not in your power to cause the growth of the trees in them. (Can there be another) god besides Allah? Nay, they are a people who swerve from justice. [آیا آن شریکان انتخابی شما بهترند] یا آنکه آسمان‌ها و زمین را آفرید، و برای شما از آسمان آبی نازل کرد که به وسیله آن باغ هایی خرم و باطراوت رویاندیم، که رویاندن درختانش در قدرت شما نیست؛ آیا با خدا معبودی دیگر هست [که شریک در قدرت و ربوبیت او باشد؟ نه، نیست]، بلکه آنان مردمی منحرف اند [که برای او شریک می‌گیرند.]///[آیا آن شریکان انتخابی شما بهترند] یا آنکه آسمان‌ها و زمین را آفرید، و برای شما از آسمان آبی نازل کرد که به وسیله آن باغ هایی خرم و باطراوت رویاندیم، که رویاندن درختانش در قدرت شما نیست؛ آیا با خدا معبودی دیگر هست [که شریک در قدرت و ربوبیت او باشد؟ نه، نیست]، بلکه آنان مردمی منحرف اند [که برای او شریک می‌گیرند.]///یا آن کسى که آسمانها و زمین را آفرید و از آسمان برایتان آب فرستاد، و بدان بوستانهایى خوش‌منظر رویانیدیم که شما را توان رویانیدن درختى از آن نیست. آیا با وجود الله خداى دیگرى هست؟ نه، آنها مردمى هستند از حق منحرف.///یا آن کس که آسمان‌ها و زمین را خلق کرد و براى شما آبى از آسمان نازل نمود، سپس به وسیله آن باغ‌هاى با شکوهى رویانیدیم که رویانیدن درختانش کار شما نبود؟ آیا با این خداوند خدایى است؟ بلکه آنها گروهى هستند که [از حق‌] عدول مى‌کنند/// [آیا آنچه شریک مى‌پندارند بهتر است‌] یا آن کس که آسمانها و زمین را خلق کرد و براى شما آبى از آسمان فرود آورد، پس به وسیله آن، باغهاى بهجت‌انگیز رویانیدیم. کار شما نبود که درختانش را برویانید. آیا معبودى با خداست؟ [نه،] بلکه آنان قومى منحرفند.///کیست که آسمان‌ها و زمین را آفرید؟ و از آسمان براى شما آبی فروفرستاد، پس به وسیله‌ى آن، باغ‌هایى بهجت‌انگیز رویاندیم. کار شما نبود که درختانش را برویانید. آیا با خدا معبود دیگری هست؟ [نه،] بلکه آنان قومى منحرفند.///یا آن خدایی که آسمانها و زمین را خلق کرده و از آسمان برای شما باران فرستاد تا به آن درختان و باغ و بستانها را در کمال سبزی و خرمی رویاندیم که هرگز شما (از پیش خود) قادر بر رویانیدن آن درختان نبودید؟ آیا با وجود خدای یکتا خدایی هست؟ (هرگز خدایی نیست) بلکه این مشرکان (از نادانی) روی (از خدا) می‌گردانند.///یا کیست که آسمانها و زمین را آفریده است و از آسمان برای شما آبی فرو فرستاده است و بدان باغهای خرم رویانده‌ایم که شما نمی‌توانید درختانش را برویانید، آیا در جنب خداوند خدایی هست؟ آری آنان قومی کژرو هستند///(آیا بتهایی که معبود شما هستند بهترند) یا کسی که آسمانها و زمین را آفریده؟! و برای شما از آسمان، آبی فرستاد که با آن، باغهایی زیبا و سرورانگیز رویاندیم؛ شما هرگز قدرت نداشتید درختان آن را برویانید! آیا معبود دیگری با خداست؟! نه، بلکه آنها گروهی هستند که (از روی نادانی، مخلوقات را) همطراز (پروردگارشان) قرار می‌دهند!///یا آنکه آفرید آسمانها و زمین را و فرستاد برای شما از آسمان آبی پس رویانیدیم بدان باغستانی خرم نرسد شما را که برویانید درختش را آیا خدائی است با خدا بلکه ایشانند قومی کجروان‌///(آیا آنچه شریک می‌پندارند بهتر است) یا کسی که آسمان‌ها و زمین را آفرید و برای شما آبی از آسمان فرود آورد؛ پس با آن بستان‌هایی فرح‌انگیز به بار آورد؟ برای شما (هرگز چنان) نبوده است که درختش را برویانید. آیا با خدا، خدایی است؟ بلکه اینان گروهی می‌باشند که برای خدا همتا برمی‌گزینند. quran_en_fa Or, Who has made the earth firm to live in; made rivers in its midst; set thereon mountains immovable; and made a separating bar between the two bodies of flowing water? (can there be another) god besides Allah? Nay, most of them know not. [آیا آن شریکان انتخابی شما بهترند] یا آنکه زمین را [برای موجوداتش] آرام و قرارگاه ساخت و در شکاف هایش نهرهایی پدید آورد، و برای آن کوه هایی استوار قرار داد [تا زیر پای اهلش نلرزد]، و میان دو دریا [ی شیرین و شور] مانع و حایلی قرار داد [که با هم مخلوط نشوند]؛ آیا با خدا معبودی دیگر هست [که شریک در قدرت و ربوبیت او باشد]؟! [نه، نیست] بلکه بیشترشان اهل معرفت و دانش نیستند.///[آیا آن شریکان انتخابی شما بهترند] یا آنکه زمین را [برای موجوداتش] آرام و قرارگاه ساخت و در شکاف هایش نهرهایی پدید آورد، و برای آن کوه هایی استوار قرار داد [تا زیر پای اهلش نلرزد]، و میان دو دریا [ی شیرین و شور] مانع و حایلی قرار داد [که با هم مخلوط نشوند]؛ آیا با خدا معبودی دیگر هست [که شریک در قدرت و ربوبیت او باشد]؟! [نه، نیست] بلکه بیشترشان اهل معرفت و دانش نیستند.///یا آن که زمین را آرامگاه ساخت و در آن رودها پدید آورد و کوه‌ها، و میان دو دریا مانعى قرار داد. آیا با وجود الله خداى دیگرى هست؟ نه، بیشترینشان نمى‌دانند.///یا آن که زمین را قرارگاه کرد و در آن نهرها پدید آورد و براى آن کوه‌هاى استوار قرار داد و میان دو دریا حایلى گذاشت؟ آیا با این خداوند خدایى است؟ بلکه بیشترشان نمى‌دانند/// [آیا شریکانى که مى‌پندارند بهتر است‌] یا آن کس که زمین را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پدید آورد و براى آن، کوه‌ها را [مانند لنگر] قرار داد، و میان دو دریا برزخى گذاشت؟ آیا معبودى با خداست؟ [نه،] بلکه بیشترشان نمى‌دانند.///کیست که زمین را قرارگاهى ساخت و در آن، رودها قرار داد، و براى آن، کوه‌ها را [مانند لنگر،] ثابت و پابرجا نهاد و میان دو دریا [ی شور و شیرین] مانعى قرار داد [که با هم مخلوط نشوند]. آیا با خدا معبود دیگری هست؟ [نه،] بلکه بیشتر آنان نمى‌دانند.///یا آن کس که زمین را آرامگاه (شما) قرار داد و در آن نهرهای آب جاری کرد و در آن کوهها بر افراشت و میان دو دریا (به قطعه‌ای از زمین) حایل گردانید (یا دو دریای شور و شیرین را بی‌فاصله، منع از اختلاط آب آنها کرد)؟ آیا با وجود خدای یکتا خدایی هست؟ (هرگز نیست) بلکه اکثر مردم (بر این حقیقت) آگاه نیستند.///یا کیست که زمین را قرارگاه ساخت و در میان آن جویبارها پدید آورد و برای آن کوههای استوار آفرید و بین دو دریا برزخی قرار داد، آیا در جنب خداوند خدایی هست، بلکه بیشترینه آنان نمی‌دانند///یا کسی که زمین را مستقر و آرام قرار داد، و میان آن نهرهایی روان ساخت، و برای آن کوه‌های ثابت و پابرجا ایجاد کرد، و میان دو دریا مانعی قرار داد (تا با هم مخلوط نشوند؛ با این حال) آیا معبودی با خداست؟! نه، بلکه بیشتر آنان نمی‌دانند (و جاهلند)!///یا آنکه گردانید زمین را آرامشگاهی و گردانید میان آن جویهائی و گردانید برای آنها لنگرهایی و گردانید میان دو دریا فاصلی (دیواری) آیا خدائی است با خدا بلکه بیشترشان نمی‌دانند///(آیا شریکانی که می‌پندارند بهترند) یا آن کس که زمین را قرارگاهی ساخت و در جایاجایش رودهایی پدید آورد و برای آن (زمین کشتی‌وار) کوه‌هایی همچون میخ‌ها (مانند لنگرها) قرار داد و میان دو دریا پرده‌ای (ناپیدا) گذاشت‌؟ آیا معبودی با خداست‌؟ (نه) بلکه بیشترشان نمی‌دانند [: نادانی می‌کنند]. quran_en_fa Or, Who listens to the (soul) distressed when it calls on Him, and Who relieves its suffering, and makes you (mankind) inheritors of the earth? (Can there be another) god besides Allah? Little it is that ye heed! [آیا آن شریکان انتخابی شما بهترند] یا آنکه وقتی درمانده‌ای او را بخواند اجابت می‌کند و آسیب و گرفتاریش را دفع می‌نماید، و شما را جانشینان [دیگران در روی] زمین قرار می‌دهد؟ آیا با خدا معبودی دیگر هست [که شریک در قدرت و ربوبیت او باشد؟!] اندکی متذکر و هوشیار می‌شوند.///[آیا آن شریکان انتخابی شما بهترند] یا آنکه وقتی درمانده‌ای او را بخواند اجابت می‌کند و آسیب و گرفتاریش را دفع می‌نماید، و شما را جانشینان [دیگران در روی] زمین قرار می‌دهد؟ آیا با خدا معبودی دیگر هست [که شریک در قدرت و ربوبیت او باشد؟!] اندکی متذکر و هوشیار می‌شوند.///یا آن که درمانده را چون بخواندش پاسخ مى‌دهد و رنج از او دور مى‌کند و شما را در زمین جانشین پیشینیان مى‌سازد. آیا با وجود الله خداى دیگرى هست؟ چه اندک پند مى‌گیرید.///یا کیست که درمانده را، چون وى را بخواند اجابت مى‌کند و گرفتارى را برطرف مى‌سازد و شما را در زمین جانشین مى‌کند؟ آیا با این خداوند خدایى است؟ چه کم متذکر مى‌شوید///یا [کیست‌] آن کس که درمانده را -چون وى را بخواند- اجابت مى‌کند، و گرفتارى را برطرف مى‌گرداند، و شما را جانشینان این زمین قرار مى‌دهد؟ آیا معبودى با خداست؟ چه کم پند مى‌پذیرید.///کیست که هرگاه درمانده‌اى او را بخواند، اجابت نماید، و بدى و ناخوشى را برطرف کند؟ و شما را جانشینان زمین قرار دهد؟ آیا با خدا معبود دیگری هست؟ چه کم پند مى‌پذیرید.///یا آن کس که دعای بیچاره مضطر را به اجابت می‌رساند و رنج و غم آنان را بر طرف می‌سازد و شما (مسلمین) را جانشینان اهل زمین قرار می‌دهد؟ آیا با وجود خدای یکتا خدایی هست؟ (هرگز نیست لیکن) اندکی متذکر (این حقیقت) هستند.///یا کیست که دعای درمانده را چون بخواندش، اجابت می‌کند، و بلا را می‌گرداند، و شما را جانشینان [پیشینیان بر] روی زمین می‌کند آیا در جنب خداوند خدایی هست؟ چه اندک پند می‌گیرید///یا کسی که دعای مضطر را اجابت می‌کند و گرفتاری را برطرف می‌سازد، و شما را خلفای زمین قرارمی‌دهد؛ آیا معبودی با خداست؟! کمتر متذکر می‌شوید!///یا آنکه اجابت کند بیچاره را گاهی که خواندش و بگشاید رنج را و بگرداند شما را جانشینان زمین آیا خدائی است با خدا به کمی یادآور شوید///آیا کیست (کسی) که درمانده را - چون وی را بخواند - (به خوبی) اجابت می‌کند و گرفتاری (اش) را برطرف می‌گرداند و شما را جانشینان (دیگران در) زمین قرار می‌دهد؟ آیا معبودی با خداست‌؟ چه کم است آنچه را یادآور می‌شوید. quran_en_fa Or, Who guides you through the depths of darkness on land and sea, and Who sends the winds as heralds of glad tidings, going before His Mercy? (Can there be another) god besides Allah?- High is Allah above what they associate with Him! [آیا آن شریکان انتخابی شما بهترند] یا آنکه شما را در تاریکی‌های خشکی و دریا [به وسیله ستارگان و دیگر نشانه‌ها] راهنمایی می‌کند؟! و کیست که پیشاپیش [باران] رحمتش بادها را مژده رسان می‌فرستد؟ آیا با خدا معبودی دیگر هست [که شریک در قدرت و ربوبیت او باشد؟!] خدا برتر است از آنچه برای او شریک قرار می‌دهند.///[آیا آن شریکان انتخابی شما بهترند] یا آنکه شما را در تاریکی‌های خشکی و دریا [به وسیله ستارگان و دیگر نشانه‌ها] راهنمایی می‌کند؟! و کیست که پیشاپیش [باران] رحمتش بادها را مژده رسان می‌فرستد؟ آیا با خدا معبودی دیگر هست [که شریک در قدرت و ربوبیت او باشد؟!] خدا برتر است از آنچه برای او شریک قرار می‌دهند.///یا آن که شما را در تاریکیهاى بیابان و دریا راه مى‌نماید، و آن که پیش از باران رحمتش بادها را به مژده مى‌فرستد. آیا با وجود الله خداى دیگرى هست؟ الله برتر است از هر چه شریک او مى‌سازند.///یا کیست که شما را در تاریکى‌هاى صحرا و دریا هدایت مى‌کند و کیست که پیشاپیش باران رحمتش، بادها را به مژده مى‌فرستد؟ آیا با این خداوند خدایى است؟ خداوند فراتر از چیزى است که با او شریک مى‌کنند///یا آن کس که شما را در تاریکیهاى خشکى و دریا راه مى‌نماید و آن کس که بادها [ى باران زا] را پیشاپیش رحمتش بشارتگر مى‌فرستد؟ آیا معبودى با خداست؟ خدا برتر [و بزرگتر] است از آنچه [با او] شریک مى‌گردانند.///کیست که شما را در تاریکى‌هاى خشکى و دریا هدایت مى‌کند؟ و کیست که بادها را مژده‌اى پیشاپیش [باران] رحمتش مى‌فرستد؟ آیا با خدا معبود دیگری هست؟ خداوند برتر است از آنچه براى او شریک قرار مى‌دهند.///یا آن کس که در تاریکیهای بر و بحر عالم شما را هدایت می‌کند و آن کس که بادها را به مژده باران رحمت خود می‌فرستد؟ آیا با وجود خدای یکتا خدایی هست؟ (هرگز نیست)، خداوند بسی برتر و بالاتر است از آنچه (مشرکان جاهل) شریک وی می‌شمرند.///یا کیست که شما را در تاریکیهای خشکی و دریا راه می‌نماید و کیست که بادها را پیشاپیش [باران‌] رحمتش مژده‌بخش می‌فرستد؟ آیا در جنب خداوند خدایی هست، خداوند فراتر است از آنچه شریکش می‌گیرند///یا کسی که شما را در تاریکیهای صحرا و دریا هدایت می‌کند، و کسی که بادها را بعنوان بشارت پیش از نزول رحمتش می‌فرستد؛ آیا معبودی با خداست؟! خداوند برتر است از آنچه برای او شریک قرارمی‌دهند!///یا آنکه هدایت کند شما را در تاریکیهای دشت و دریا و آنکه بفرستد بادها را مژده‌ای پیش روی رحمتش آیا خدائی است با خدا برتر است خدا از آنچه شرک ورزند///یا کیست (آن‌که) شما را در (دل) تاریکی‌های خشکی و دریا راه می‌نماید و آن کس که بادها (ی رحمت‌زا) را پیشاپیش رحمتش به بشارتگری می‌فرستد؟ آیا معبودی با خداست‌؟ خدا برتر (و بزرگ‌تر) است از آنچه (با او) شریک می‌گردانند. quran_en_fa Or, Who originates creation, then repeats it, and who gives you sustenance from heaven and earth? (Can there be another) god besides Allah? Say, "Bring forth your argument, if ye are telling the truth!" [آیا آن شریکان انتخابی شما بهترند] یا آنکه مخلوقات را می‌آفریند، آن گاه آنان را [پس از مرگشان] بازمی گرداند؟! و کیست آنکه از آسمان و زمین شما را روزی می‌دهد؟ آیا با خدا معبودی دیگر هست [که شریک در قدرت و ربوبیت او باشد؟] بگو: اگر راستگویید دلیل خود را بیاورید.///[آیا آن شریکان انتخابی شما بهترند] یا آنکه مخلوقات را می‌آفریند، آن گاه آنان را [پس از مرگشان] بازمی گرداند؟! و کیست آنکه از آسمان و زمین شما را روزی می‌دهد؟ آیا با خدا معبودی دیگر هست [که شریک در قدرت و ربوبیت او باشد؟] بگو: اگر راستگویید دلیل خود را بیاورید.///یا آن که مخلوقات را مى‌آفریند سپس آنها را باز مى‌گرداند، و آن که از آسمان و زمین به شما روزى مى‌دهد. آیا با وجود الله خداى دیگرى هست؟ بگو: اگر راست مى‌گویید، برهان خویش بیاورید.///یا آن کس که خلقت را آغاز مى‌کند و سپس آن را برمى‌گرداند و آن کس که از آسمان و زمین به شما روزى مى‌دهد؟ آیا با این خداوند خدایى است؟ بگو: برهان خویش را بیاورید اگر راست مى‌گویید///یا آن کس که خلق را آغاز مى‌کند و سپس آن را بازمى‌آورد، و آن کس که از آسمان و زمین به شما روزى مى‌دهد؟ آیا معبودى با خداست؟ بگو: «اگر راست مى‌گویید، برهان خویش را بیاورید.»///کیست که آفرینش را آغاز مى‌کند، سپس آن را [در قیامت] باز مى‌گرداند؟ و کیست که شما را از آسمان و زمین روزى مى‌دهد؟ آیا با خداوند معبود دیگرى هست؟ بگو: «اگر راست مى‌گویید، برهانتان را بیاورید.»///یا آن کس که نخست آفرینش را آغاز می‌کند آن‌گاه همه را (به سوی خود) باز می‌گرداند، و آن کس که از آسمان و زمین به شما روزی می‌دهد؟ آیا با وجود خدای یکتا خدایی هست؟ بگو: اگر راست می‌گویید (که غیر خدا هم کسی در آفرینش مؤثر است) بر دعوی خود برهانی بیاورید.///یا کیست که آفرینش را آغاز می‌کند، سپس آن را باز می‌گرداند، و کیست که شما را از آسمان و زمین روزی می‌دهد؟ آیا در جنب خداوند خدایی هست؟ بگو اگر راست می‌گویید برهانتان را بیاورید///یا کسی که آفرینش را آغاز کرد، سپس آن را تجدید می‌کند، و کسی که شما را از آسمان و زمین روزی می‌دهد؛ آیا معبودی با خداست؟! بگو: «دلیلتان را بیاورید اگر راست می‌گویید!»///یا آنکه آغاز کند آفرینش را سپس برگرداندش و آنکه روزیتان دهد از آسمان و زمین آیا خدائی است با خدا بگو بیارید دستاویز خود را اگر هستید راستگویان‌///یا کیست (که) آفرینش را آغاز می‌کند، سپس آن را باز می‌گرداند؟ و کیست (که) از آسمان و زمین به شما روزی می‌دهد؟ آیا معبودی با خداست‌؟ بگو: «اگر (از) راستان بوده‌اید برهانتان را بیاورید.» quran_en_fa Say: None in the heavens or on earth, except Allah, knows what is hidden: nor can they perceive when they shall be raised up (for Judgment). بگو: در آسمان‌ها و زمین هیچ کس جز خدا غیب نمی‌داند، و آنان آگاهی ندارند چه زمانی برانگیخته می‌شوند؟///بگو: در آسمان‌ها و زمین هیچ کس جز خدا غیب نمی‌داند، و آنان آگاهی ندارند چه زمانی برانگیخته می‌شوند؟///بگو: هیچ کس در آسمانها و زمین غیب نمى‌داند مگر الله. و نیز نمى‌دانند چه وقت زنده مى‌شوند.///بگو: جز خدا، هر که در آسمان‌ها و زمین است غیب نمى‌داند و نمى‌دانند کى برانگیخته مى‌شوند///بگو: «هر که در آسمانها و زمین است -جز خدا- غیب را نمى‌شناسند و نمى‌دانند کى برانگیخته خواهند شد؟»///بگو: «جز خداوند، هیچ­کس در آسمان‌ها و زمین، غیب نمى‌داند و کسى نمى‌داند چه زمانى برانگیخته خواهد شد.»///بگو که در همه آسمانها و زمین جز خدا کسی از علم غیب آگاه نیست و اینان هیچ نمی‌دانند که چه هنگام زنده و برانگیخته خواهند شد.///بگو هیچ‌کس جز خداوند در آسمان و زمین غیب نمی‌داند، و ایشان نمی‌دانند که چه هنگامی برانگیخته می‌شوند///بگو: «کسانی که در آسمانها و زمین هستند غیب نمی‌دانند جز خدا، و نمی‌دانند کی برانگیخته می‌شوند!»///بگو نداند آنکه در آسمان و زمین است نهان را بجز خدا و درنیابند کی (چه هنگام) برانگیخته شوند///بگو: «هر (که) در آسمان‌ها و زمین است - جز خدا غیب (ویژه‌ی خدا) را نمی‌داند و هرگز نمی‌‌‌فهمند کی برانگیخته می‌شوند.» quran_en_fa Still less can their knowledge comprehend the Hereafter: Nay, they are in doubt and uncertainty thereanent; nay, they are blind thereunto! بلکه دانش و آگاهی آنان نسبت به آخرت [به خاطر هزینه کردن عمرشان در امور مادی] به پایان رسیده، بلکه درباره آخرت در تردیدند، بلکه اینان از [فهم] آن کوردل اند،///بلکه دانش و آگاهی آنان نسبت به آخرت [به خاطر هزینه کردن عمرشان در امور مادی] به پایان رسیده، بلکه درباره آخرت در تردیدند، بلکه اینان از [فهم] آن کوردل اند،///در باب آخرت به یقین رسیدند؟ نه، همچنان در شک هستند، که مردمى نابینایند.///بلکه علم آنها در باره‌ى آخرت به پایان رسیده [که آن را انکار مى‌کنند]؟ بلکه ایشان در [اصل‌] آن تردید دارند. بلکه آنها در آن زمینه کوردل‌اند/// [نه،] بلکه علم آنان در باره آخرت نارساست؛ [نه،] بلکه ایشان در باره آن تردید دارند؛ [نه،] بلکه آنان در مورد آن کوردلند.///[چنین نیست که قیامتی در کار نباشد؛] بلکه علم مشرکان نسبت به آخرت، پایان یافته است، بلکه [با شنیدن دلایل، باز هم] از آن در شک هستند، بلکه نسبت به [چگونگى] وقوع آن کورند.///بلکه به روز قیامت دانا شوند و تدارک کار کنند (هیهات) بلکه اینان از قیامت هم در شک و ریبند بلکه به کلی از عالم آخرت (بی‌خبر و از مشاهده آن جهان) کورند.///یا مگر علمشان در [باره‌] آخرت به کمال است [؟!]، بلکه ایشان از آن در شک هستند، و بلکه در [درک‌] آن کوردل هستند///آنها [= مشرکان‌] اطلاع صحیحی درباره آخرت ندارند؛ بلکه در اصل آن شک دارند؛ بلکه نسبت به آن نابینایند!///بلکه رسید دانش ایشان در آخرت بلکه ایشانند در شکی از آن بلکه ایشانند از آن کوران‌///(نه،) بلکه علم آنان در آخرت تدارک یافته! (که درآن جهل از روی عنادشان برطرف می‌شود)، بلکه ایشان در ژرفای شکی از آنند. بلکه آنان در مورد آن کور (دلان‌) اند. quran_en_fa The Unbelievers say: "What! when we become dust,- we and our fathers,- shall we really be raised (from the dead)? و کافران گفتند: آیا زمانی که ما و پدرانمان خاک شدیم به راستی ما را از آن [زنده] بیرون می‌آورند؟///و کافران گفتند: آیا زمانی که ما و پدرانمان خاک شدیم به راستی ما را از آن [زنده] بیرون می‌آورند؟///کافران گفتند: چگونه اگر ما و پدرانمان خاک شدیم ما را از قبر بیرون مى‌آورند؟///و کسانى که کافر شدند گفتند: آیا وقتى که ما و پدرانمان خاک شدیم، حتما [زنده از گور] بیرون آورده مى‌شویم///و کسانى که کفر ورزیدند، گفتند: «آیا وقتى ما و پدرانمان خاک شدیم، آیا حتما [زنده از گور] بیرون آورده مى‌شویم؟///و کسانى که کفر ورزیدند، گفتند: «آیا هرگاه ما و پدرانمان، خاک شدیم، آیا حتما [زنده از گور] بیرون آورده مى‌شویم؟///و کافران گفتند: آیا ما و پدرانمان چون (مردیم و یکسر) خاک شدیم باز از خاک بیرون آورده شویم؟///و کافران گویند آیا چون ما و پدرانمان [مردیم‌] و خاک شدیم آیا [از نو زنده و] برانگیخته خواهیم شد؟///و کافران گفتند: «آیا هنگامی که ما و پدرانمان خاک شدیم، (زنده می‌شویم و) از دل خاک بیرون می‌آییم؟!///و گفتند آنان که کفر ورزیدند آیا گاهی که شدیم خاک و پدران ما آیا مائیم هر آینه برون‌آوردگان‌///و کسانی که کافر شدند، گفتند: «آیا وقتی ما خاک باشیم و پدرانمان (نیز خاک باشند) آیا به‌راستی همی (زنده از گور) بیرون‌شوندگانیم‌؟» quran_en_fa "It is true we were promised this,- we and our fathers before (us): these are nothing but tales of the ancients." همانا پیش از این [زنده بیرون آمدن از خاک را] به ما و پدرانمان وعده داده‌اند، ولی این مطلب جز افسانه خرافی پیشینیان نیست!///همانا پیش از این [زنده بیرون آمدن از خاک را] به ما و پدرانمان وعده داده‌اند، ولی این مطلب جز افسانه خرافی پیشینیان نیست!///به ما و پدرانمان هم پیش از این چنین وعده‌اى داده بودند. اینها چیزى جز افسانه‌هاى پیشینیان نیست.///البته به ما و پدرانمان نیز قبلا همین را وعده داده بودند. اینها جز افسانه‌هاى پیشینیان نیست///در حقیقت، این را به ما و پدرانمان قبلا وعده داده‌اند؛ این جز افسانه‌هاى پیشینیان نیست.»///در حقیقت به ما و نیاکانمان، پیش‌تر، این وعده داده شده، [اما] این وعده، جز افسانه‌هاى پیشینیان، چیز دیگرى نیست!»///این خبر به ما و پیش از ما به پدران ما وعده داده شد، لیکن این سخنان چیزی جز افسانه‌های پیشینیان نیست.///به ما و پدرانمان از این پیش همچنین وعده‌ای داده‌اند، این جز افسانه‌های پیشینیان نیست‌///این وعده‌ای است که به ما و پدرانمان از پیش داده شده؛ اینها همان افسانه‌های خرافی پیشینیان است!»///همانا وعده داده شدیم این را ما و پدران ما از پیش نیست این جز افسانه‌های پیشینیان‌///بی‌گمان، ما و پدرانمان از پیش بی‌چون (به) این (رستاخیز) وعده داده شدیم. این جز افسانه و بافته‌های پیشینیان نیست.» quran_en_fa Say: "Go ye through the earth and see what has been the end of those guilty (of sin)." بگو: در زمین بگردید پس با تأمل بنگرید که سرانجام گنهکاران چگونه بود؟///بگو: در زمین بگردید پس با تأمل بنگرید که سرانجام گنهکاران چگونه بود؟///بگو: در زمین سیر کنید و بنگرید که پایان کار مجرمان چگونه بوده است.///بگو: در زمین بگردید و بنگرید عاقبت گنه‌پیشگان چگونه شد///بگو: «در زمین بگردید و بنگرید فرجام گنه‌پیشگان چگونه بوده است.»///بگو: «در زمین بگردید، پس بنگرید که فرجام گنه‌پیشگان چگونه بوده است؟»///بگو: در زمین سیر کنید تا بنگرید عاقبت کار بدکاران به کجا کشید (و چگونه همه هلاک شدند).///بگو در زمین سیر و سفر کنید و بنگرید که سرانجام گناهکاران چگونه بوده است‌///بگو: «در روی زمین سیر کنید و ببینید عاقبت کار مجرمان به کجا رسید!»///بگو بگردید در زمین پس بنگرید چگونه بود فرجام گنهکاران‌///بگو: «در زمین سیر (و نگرش) کنید؛ پس بنگرید فرجام مجرمان چگونه بوده است.» quran_en_fa But grieve not over them, nor distress thyself because of their plots. و بر آنان [که با حق دشمنی می‌کنند] اندوه مخور و از نیرنگی که همواره به کار می‌گیرند، دلتنگ مباش.///و بر آنان [که با حق دشمنی می‌کنند] اندوه مخور و از نیرنگی که همواره به کار می‌گیرند، دلتنگ مباش.///بر ایشان اندوهگین مباش و از حیله‌اى که مى‌اندیشند تنگدل مشو.///و بر آنان غم مخور و از نیرنگ‌هایى که مى‌زنند تنگدل مباش///و بر آنان غم مخور، و از آنچه مکر مى‌کنند تنگدل مباش.///و بر [انحراف و شوربختی] آنان اندوه مخور! و از آنچه مکر [و توطئه] مى‌کنند، دلتنگ مباش!///و (ای رسول) تو بر (کفر و بدبختی) این کافران‌اند اندوهناک مشو و از مکر آنان نیز دلتنگ مباش.///و بر آنان اندوه مخور، و از نیرنگی که می‌ورزند دلتنگ مباش‌///از (تکذیب و انکار) آنان غمگین مباش، و سینه‌ات از توطئه آنان تنگ نشود!///و اندوهگین نباش بر ایشان و نباش در تنگنائی از آنچه نیرنگ آورند///و بر آنان غم مخور و از آنچه مکر می‌کنند (هرگز) در تنگنایی مباش. quran_en_fa They also say: "When will this promise (come to pass)? (Say) if ye are truthful." و می‌گویند: اگر راستگویید این وعده [عذاب] کی خواهد بود؟///و می‌گویند: اگر راستگویید این وعده [عذاب] کی خواهد بود؟///مى‌گویند: اگر راست مى‌گویید، آن وعده چه وقت خواهد بود؟///و مى‌گویند: این وعده کى خواهد بود اگر راست مى‌گویید///و مى‌گویند: «اگر راست مى‌گویید، این وعده کى خواهد بود؟»///و [کافران] مى‌گویند: «اگر راست مى‌گویید، این وعده [عذاب] کى خواهد بود؟»///و کافران می‌گویند: پس این وعده قیامت اگر راست می‌گوید کی خواهد بود؟///و گویند اگر راست می‌گویید این وعده کی فرا می‌رسد؟///آنها می‌گویند: «این وعده (عذاب که به ما می‌دهید) کی خواهد آمد اگر راست می‌گویید؟!»///و گویند کی (چه هنگام است) این وعده اگر هستید راستگویان‌///و می‌گویند: «اگر (از) راستان بوده‌اید، این وعده کی خواهد بود؟» quran_en_fa Say: "It may be that some of the events which ye wish to hasten on may be (close) in your pursuit!" بگو: امید است بخشی از آن عذابی که رسیدنش را با شتاب می‌خواهید، دنبال شما باشد،///بگو: امید است بخشی از آن عذابی که رسیدنش را با شتاب می‌خواهید، دنبال شما باشد،///بگو: شاید پاره‌اى از آنچه به شتاب مى‌طلبید نزدیک شما باشد.///بگو: شاید برخى از آنچه شتاب در آن را مى‌خواهید در تعقیب شما باشد///بگو: «شاید برخى از آنچه را به شتاب مى‌خواهید در پى شما باشد.»///بگو: «چه بسا بخشى از آن عذابى که با شتاب مى‌خواهید، در پى شما باشد.»///بگو: بعضی از آن وعده که به وقوعش تعجیل دارید بدین زودی شاید در پی شما آید (که به مرگ الهی یا شمشیر مسلمین همه هلاک شوید و به دوزخ روید).///بگو چه‌بسا بخشی از آنچه درباره‌اش بی‌تابی می‌کنید به شما برسد///بگو: «شاید پاره‌ای از آنچه درباره آن شتاب می‌کنید، نزدیک و در کنار شما باشد!»///بگو امید است نزدیک باشد برای شما پاره‌ای از آنچه شتاب می‌جوئید///بگو: «شاید برخی از آنچه را به شتاب همی خواهید، برایتان ردیف (و) پیاپی بیاید.» quran_en_fa But verily thy Lord is full of grace to mankind: Yet most of them are ungrateful. و یقینا پروردگارت بر مردم دارای فضلی بزرگ است، ولی بیشترشان سپاس نمی‌گزارند،///و یقینا پروردگارت بر مردم دارای فضلی بزرگ است، ولی بیشترشان سپاس نمی‌گزارند،///و پروردگار تو فضل خود را بر مردم ارزانى مى‌دارد، ولى بیشترینشان شکر نمى‌گویند.///و راستى پروردگارت نسبت به مردم، صاحب کرم است ولى بیشترشان سپاس نمى‌دارند///و راستى پروردگارت بر [این‌] مردم داراى بخشش است، ولى بیشترشان سپاس نمى‌دارند.///و البته پروردگار تو بر [این] مردم داراى بخشش است. ولی بیشترشان شکرگزار نیستند.///و همانا خدای تو درباره خلق دارای فضل و رحمت بسیار است و لیکن اکثر مردم شکر نعمتش بجا نیاورند.///و بی‌گمان پروردگارت به مردم بخشش و بخشایش دارد ولی بیشترینه آنان سپاس نمی‌گزارند///مسلما پروردگار تو نسبت به مردم، فضل (و رحمت) دارد؛ ولی بیشترشان شکرگزار نیستند!///و همانا پروردگار تو دارای فضلی است بر مردم و لیکن بیشترشان سپاس نگزارند///و به‌راستی پروردگارت بی‌گمان بر مردمان کانون فضیلت است ولی بیشترشان سپاس نمی‌گزارند. quran_en_fa And verily thy Lord knoweth all that their hearts do hide. As well as all that they reveal. و به راستی پروردگارت آنچه را سینه هایشان پنهان می‌دارد و آنچه را آشکار می‌کند، می‌داند،///و به راستی پروردگارت آنچه را سینه هایشان پنهان می‌دارد و آنچه را آشکار می‌کند، می‌داند،///و پروردگار تو مى‌داند که چه چیز را در دل نهان کرده‌اند و چه چیز را آشکار مى‌سازند.///و بى‌تردید پروردگار تو آنچه را سینه‌هایشان پنهان مى‌دارد و آنچه را آشکار مى‌کنند مى‌داند///و در حقیقت، پروردگار تو آنچه را در سینه‌هایشان نهفته و آنچه را آشکار مى‌دارند نیک مى‌داند.///و البته پروردگارت، آنچه را در سینه‌هایشان پنهان دارند و آنچه را آشکار مى‌کنند، [به خوبى] مى‌داند.///و همانا خدای تو بر آنچه (خلق) در دلها پنهان کنند یا آشکار سازند به همه آگاه است.///و بی‌گمان پروردگارت آنچه در دلهایشان دارند و آنچه را آشکار می‌کنند می‌داند///و پروردگارت آنچه را در سینه‌هایشان پنهان می‌دارند و آنچه را آشکار می‌کنند بخوبی می‌داند!///و هر آینه پروردگار تو می‌داند آنچه را نهان کند سینه‌های ایشان و آنچه آشکار کنند///و همانا پروردگار تو آنچه را در سینه‌هایشان نهفته دارند و آنچه را آشکار می‌دارند همواره می‌داند. quran_en_fa Nor is there aught of the unseen, in heaven or earth, but is (recorded) in a clear record. هیچ پوشیده و پنهانی در آسمان و زمین وجود ندارد مگر آنکه در کتابی روشن [چون لوح محفوظ] است.///هیچ پوشیده و پنهانی در آسمان و زمین وجود ندارد مگر آنکه در کتابی روشن [چون لوح محفوظ] است.///و در آسمانها و زمین هیچ رازى نیست، مگر آنکه در کتاب مبین آمده است.///و هیچ پنهانى در آسمان و زمین نیست مگر این که در کتابى روشن (لوح محفوظ) ثبت است///و هیچ پنهانى در آسمان و زمین نیست، مگر اینکه در کتابى روشن [درج‌] است.///و هیچ [چیز] پنهانى در آسمان و زمین نیست، مگر این که در کتابى روشن [نزد خداوند ثبت] است.///و هیچ امری در آسمان و زمین پنهان نیست جز آنکه در کتاب (علم الهی) آشکار است.///و هیچ نهفته‌ای در آسمان و زمین نیست مگر آنکه در کتابی روشنگر است‌///و هیچ موجود پنهانی در آسمان و زمین نیست مگر اینکه در کتاب مبین (در لوح محفوظ و علم بی‌پایان پروردگار) ثبت است!///و نیست ناپیدائی در آسمان و زمین مگر در کتابی است هویدا///و هیچ (حالتی) پنهانی در آسمان و زمین نیست، مگر اینکه در کتابی روشنگر است. quran_en_fa Verily this Qur'an doth explain to the Children of Israel most of the matters in which they disagree. بی تردید این قرآن بیشتر آنچه را بنی اسرائیل [از روی جهالت] در آن اختلاف دارند، برای آنان بیان می‌کند،///بی تردید این قرآن بیشتر آنچه را بنی اسرائیل [از روی جهالت] در آن اختلاف دارند، برای آنان بیان می‌کند،///این قرآن بسیارى از چیزهایى را که بنى‌اسرائیل در آن اختلاف دارند، بر ایشان حکایت مى‌کند.///بى‌گمان، این قرآن بسیارى از چیزهایى را که بنى اسرائیل در آن اختلاف دارند برایشان حکایت مى‌کند///بى‌گمان، این قرآن بر فرزندان اسرائیل بیشتر آنچه را که آنان در باره‌اش اختلاف دارند حکایت مى‌کند.///به راستی این قرآن، بیشتر آنچه را بنى‌اسرائیل در آن اختلاف دارند، [به طور صحیح] برآنان حکایت مى‌کند.///همانا این قرآن بر بنی اسرائیل اکثر معارف و احکامی را که در آن اختلاف می‌کنند کاملا بیان می‌کند (و حکم واقعی تورات را آشکار می‌سازد).///همانا این قرآن بیشترینه آنچه بنی‌اسرائیل در آن اختلاف نظر دارند بر آنان بیان می‌دارد///این قرآن اکثر چیزهایی را که بنی اسرائیل در آن اختلاف دارند برای آنان بیان می‌کند؛///همانا این قرآن می‌سراید بر بنی اسرائیل بیشتر آنچه را ایشانند در آن اختلاف‌کنندگان‌///بی‌گمان، این قرآن بر فرزندان اسرائیل بیشتر آنچه را که آنان درباره‌اش اختلاف دارند گزارش [: و برش تاریخی پیگیر] می‌دهد. quran_en_fa And it certainly is a Guide and a Mercy to those who believe. و یقینا قرآن برای مؤمنان، سراسر هدایت و رحمت است.///و یقینا قرآن برای مؤمنان، سراسر هدایت و رحمت است.///و براى مؤمنان هدایت و رحمت است.///و به راستى که آن براى مؤمنان هدایت و رحمت است///و به راستى که آن، رهنمود و رحمتى براى مؤمنان است.///و به راستی که آن [قرآن،] براى مؤمنان، مایه‌ى هدایت و رحمت است.///و هم این کتاب خدا برای اهل ایمان هدایت و رحمت کامل است.///و آن رهنمود و رحمتی برای مؤمنان است‌///و مایه هدایت و رحمت برای مؤمنان است!///و همانا آن هدایت و رحمتی است برای مؤمنان‌///و به‌راستی این (قرآن) برای مؤمنان همواره هدایت و رحمتی (کامل) است. quran_en_fa Verily thy Lord will decide between them by His Decree: and He is Exalted in Might, All-Knowing. قطعا پروردگارت [روز قیامت] به حکم خود میان بنی اسرائیل [در آنچه از امور دینی و معنوی اختلاف دارند] داوری می‌کند؛ و او توانای شکست ناپذیر و داناست.///قطعا پروردگارت [روز قیامت] به حکم خود میان بنی اسرائیل [در آنچه از امور دینی و معنوی اختلاف دارند] داوری می‌کند؛ و او توانای شکست ناپذیر و داناست.///هرآینه پروردگار تو به رأى خویش میانشان قضاوت خواهد کرد، که او پیروزمند و داناست.///البته پروردگار تو طبق حکم خود میان آنان داورى مى‌کند و او شکست‌ناپذیر داناست///در حقیقت، پروردگار تو طبق حکم خود میان آنان داورى مى‌کند، و اوست شکست‌ناپذیر دانا.///بی‌شک، پروردگارت با حکم خود، میانشان داورى خواهد کرد. و اوست قدرتمند دانا.///(ای رسول ما) خدای تو (در قیامت) میان اختلافات این مردم حکم خواهد کرد که او خدای مقتدر و داناست.///بی‌گمان پروردگارت با حکم خویش در میان آنان داوری خواهد کرد و او پیروزمند داناست‌///پروردگار تو میان آنها در قیامت به حکم خود داوری می‌کند؛ و اوست قادر دانا.///همانا پروردگار تو حکومت می‌کند میان ایشان به حکم خود و او است عزتمند دانا///به‌درستی پروردگارت به حکم خود میان آنان داوری قطعی می‌کند. و اوست همان عزیز حکیم. quran_en_fa So put thy trust in Allah: for thou art on (the path of) manifest Truth. پس بر خدا توکل کن؛ زیرا تو [متکی بر آیین] حق آشکاری.///پس بر خدا توکل کن؛ زیرا تو [متکی بر آیین] حق آشکاری.///پس بر خدا توکل کن که تو همراه با حقیقتى روشن هستى.///پس بر خدا توکل کن که تو واقعا بر حق آشکار هستى///پس بر خدا توکل کن که تو واقعا بر حق آشکارى.///پس بر خداوند توکل کن! [و بدان] که تو بر حق آشکار هستى!///پس تو بر خدا توکل کن که تو البته بر حقی و حقانیتت بر همه آشکار است.///پس بر خداوند توکل کن که تو برخوردار از حق [و حقیقتی‌] آشکار هستی‌///پس بر خدا توکل کن، که تو بر حق آشکار هستی!///پس توکل کن بر خدا که تویی بر حق هویدا///پس بر خدا توکل کن که تو همواره بر (سرو سامان) تمامی حق آشکارگری. quran_en_fa Truly thou canst not cause the dead to listen, nor canst thou cause the deaf to hear the call, (especially) when they turn back in retreat. بی تردید تو نمی‌توانی [دعوتت را] به مردگان بشنوانی، و نیز نمی‌توانی آن را به کران که پشت کنان روی برمی گردانند بشنوانی،///بی تردید تو نمی‌توانی [دعوتت را] به مردگان بشنوانی، و نیز نمی‌توانی آن را به کران که پشت کنان روی برمی گردانند بشنوانی،///تو نمى‌توانى مردگان را شنوا سازى و آواز خود را به گوش کرانى که از تو روى مى‌گردانند برسانى.///البته تو نمى‌توانى مردگان را شنوا کنى و نمى‌توانى نداى دعوت را به گوش کران برسانى هنگامى که پشت مى‌کنند و روى بر مى‌تابند///البته تو مردگان را شنوا نمى‌گردانى، و این ندا را به کران -چون پشت بگردانند- نمى‌توانى بشنوانى.///بى‌شک، نمى‌توانى دعوت خود را به گوش مردگان برسانى. و نمى‌توانى کران را آن‌گاه که روى برمى‌گردانند و پشت مى‌کنند، فراخوانى.///همانا تو نتوانی که مردگان (و مرده دلان کفر) را سخنی بشنوانی و یا کران (باطن) را که از گفتارت روی می‌گردانند به دعوت (به حقیقت) شنوا کنی.///تو به مردگان و کران، آوازی نشنوانی به ویژه آنگاه که پشت کنند///مسلما تو نمی‌توانی سخنت را به گوش مردگان برسانی، و نمی‌توانی کران را هنگامی که روی برمی‌گردانند و پشت می‌کنند فراخوانی!///هرآینه نشنوانی تو مردگان را و نشنوانی به کران بانگ را گاهی که برگردند پشت‌کنان‌///البته تو مردگان را نمی‌شنوانی و خواسته‌ات را به کران - چون پشت گردانند - نمی‌شنوانی. quran_en_fa Nor canst thou be a guide to the blind, (to prevent them) from straying: only those wilt thou get to listen who believe in Our Signs, and they will bow in Islam. و تو هدایت کننده کوردلان از گمراهی شان نیستی، و نمی‌توانی [دعوتت را] جز به آنان که به آیات ما ایمان می‌آورند و تسلیم [فرمان‌ها و احکام] خدا هستند، بشنوانی.///و تو هدایت کننده کوردلان از گمراهی شان نیستی، و نمی‌توانی [دعوتت را] جز به آنان که به آیات ما ایمان می‌آورند و تسلیم [فرمان‌ها و احکام] خدا هستند، بشنوانی.///تو نمى‌توانى کوران را از گمراهیشان راه نمایى. آواز خود را تنها به گوش کسانى توانى رساند که به آیات ما ایمان آورده‌اند و مسلمان هستند.///و تو هدایت کننده‌ى کوردلان از گمراهى‌شان نیستى. تو فقط به گوش کسانى توانى رساند که به آیات ما ایمان دارند و خود [مطیع و] تسلیمند///و راهبر کوران [و بازگرداننده‌] از گمراهى‌شان نیستى. تو جز کسانى را که به نشانه‌هاى ما ایمان آورده‌اند و مسلمانند، نمى‌توانى بشنوانى.///تو هدایتگر کوران از گمراهیشان نیستى؛ تو فقط مى‌توانى سخن خود را به گوش کسانى برسانى که به آیات ما ایمان آورده‌اند و در برابر حق تسلیم هستند.///و تو هرگز نتوانی که (این) کوران (باطن) را از گمراهیشان هدایت کنی، تنها آنان که به آیات ما ایمان می‌آورند و تسلیم امر ما هستند تو آنها را می‌توانی سخن بشنوانی (و به راه حق هدایت کنی).///و تو رهنمای نابینایان [و باز گرداننده‌] از بیراهیشان نیستی، تو جز کسانی را که به آیات ما ایمان دارند و اهل تسلیمند، [سخن خود را] نمی‌شنوانی‌///و نیز نمی‌توانی کوران را از گمراهیشان برهانی؛ تو فقط میتوانی سخن خود را به گوش کسانی برسانی که آماده پذیرش ایمان به آیات ما هستند و در برابر حق تسلیمند!///و نیستی تو هدایت‌کننده کوران را از گمراهی خود نشنوانی جز آن را که ایمان آرد به آیتهای ما پس ایشانند تسلیم‌شدگان‌///و تو راهبر کوردلان (و بازگرداننده‌ی آنان) از گمراهیشان نیستی. تو جز کسانی را که به نشانه‌های ما ایمان می‌آورند پس (برابر خدا) تسلیمند، نمی‌توانی بشنوانی. quran_en_fa And when the Word is fulfilled against them (the unjust), we shall produce from the earth a beast to (face) them: He will speak to them, for that mankind did not believe with assurance in Our Signs. و هنگامی که [در اوقات پایانی دنیا] وعده عذاب ما بر آنان حتمی و لازم شود، جنبنده‌ای را از زمین برای آنان بیرون می‌آوریم که با آنان سخن می‌گوید [تا به آیات ما وآخرت واصول آن یقین کنند]؛ زیرا مردم پیش از این به آیات ما یقین نداشتند.///و هنگامی که [در اوقات پایانی دنیا] وعده عذاب ما بر آنان حتمی و لازم شود، جنبنده‌ای را از زمین برای آنان بیرون می‌آوریم که با آنان سخن می‌گوید [تا به آیات ما وآخرت واصول آن یقین کنند]؛ زیرا مردم پیش از این به آیات ما یقین نداشتند.///چون فرمان قیامت مقرر گردد، بر ایشان جنبنده‌اى از زمین بیرون مى‌آوریم که با آنان سخن بگوید که این مردم به آیات ما یقین نمى‌آوردند.///و چون وعده‌ى عذاب بر ایشان واقع شود، جنبنده‌اى را از زمین براى ایشان بیرون مى‌آوریم که با آنها تکلم مى‌کند [و مى‌گوید]: مردم [چنان که باید] به آیات ما یقین نمى‌کنند///و چون قول [عذاب‌] بر ایشان واجب گردد، جنبنده‌اى را از زمین براى آنان بیرون مى‌آوریم که با ایشان سخن گوید که: مردم [چنانکه باید] به نشانه‌هاى ما یقین نداشتند.///و هرگاه سخن [و وعده‌ى عذاب الهى] بر مردم حتمى شود، جنبنده‌اى را براى آنان از زمین بیرون آوریم، تا با آنان سخن گوید که: «مردم همواره [نشانه‌ها و] آیات ما را باور نمى‌کردند.»///و هنگامی که وعده عذاب کافران به وقوع پیوندد (و یا زمان انتقام به ظهور قائم فرا رسد) جنبنده‌ای از زمین بیرون آریم که با آنان تکلم کند، که مردم به آیات ما (بعد از این) از روی یقین نمی‌گروند.///و چون حکم [عذاب‌] ما بر آنان تعلق گرفت بر ایشان دابةالارض را از زمین برآوریم که با آنان سخن بگوید که مردم به آیات ما ایقان نداشته‌اند///و هنگامی که فرمان عذاب آنها رسد (و در آستانه رستاخیز قرار گیرند)، جنبنده‌ای را از زمین برای آنها خارج می‌کنیم که با آنان تکلم می‌کند (و می‌گوید) که مردم به آیات ما ایمان نمی‌آوردند.///و گاهی که فرود آید بر ایشان سخن برون آریم برای ایشان جنبنده‌ای را از زمین سخن گوید با ایشان که بودند مردم به آیتهای ما یقین نمی‌آوردند///و چون سخن (عذاب) بر ایشان فرود آید، جنبنده‌ای را از زمین برایشان بیرون می‌آوریم، در حالی‌که با ایشان (این‌گونه) سخن می‌گوید؛ مردمان بی‌گمان به نشانه‌های ما یقین نمی‌آورده‌اند. quran_en_fa One day We shall gather together from every people a troop of those who reject our Signs, and they shall be kept in ranks,- و [یاد کن] روزی را که از هر امتی گروهی از آنان را که آیات ما را تکذیب می‌کنند، محشور می‌کنیم و آنان را [از حرکت] باز می‌دارند [تا گروه‌های دیگر به آنان ملحق شوند،]///و [یاد کن] روزی را که از هر امتی گروهی از آنان را که آیات ما را تکذیب می‌کنند، محشور می‌کنیم و آنان را [از حرکت] باز می‌دارند [تا گروه‌های دیگر به آنان ملحق شوند،]///روزى که از هر ملتى فوجى -از آنان که آیات ما را تکذیب مى‌کردند- گرد مى‌آوریم و آنان را به صف برانند؛///و آن روز که از هر امتى گروهى را که آیات ما را تکذیب مى‌کردند گرد مى‌آوریم و آن گاه نگاه داشته مى‌شوند [تا همه به هم ملحق شوند]///و آن روز که از هر امتى، گروهى از کسانى را که آیات ما را تکذیب کرده‌اند محشور مى‌گردانیم، پس آنان نگاه داشته مى‌شوند تا همه به هم بپیوندند.///و [یاد کن] روزى که از هر امتى، گروهى از کسانى که آیات ما را انکار مى‌‌کنند، محشور مى‌کنیم، پس آنان از پراکنده شدن منع مى‌شوند.///و (ای رسول، امت را به یاد آر) روزی که (به عرصه قیامت یا رجعت به دنیا در ظهور امام عصر) از هر قومی یک دسته را که تکذیب آیات ما می‌کنند بر می‌انگیزیم و آنها (برای سؤال) باز داشته خواهند شد.///و روزی که از هر امتی گروهی از دروغ‌انگاران آیات خود را محشور گردانیم و سپس به هم بپیوندند///(به خاطر آور) روزی را که ما از هر امتی، گروهی را از کسانی که آیات ما را تکذیب می‌کردند محشور می‌کنیم؛ و آنها را نگه می‌داریم تا به یکدیگر ملحق شوند!///و روزی که برانگیزیم از هر امتی گروهی را از آنان که تکذیب کنند به آیتهای ما پس بازداشت شوند///و روزی از هر امتی گروهی شتابان (در تکذیب حق) از کسانی را که با نشانه‌های ما (همان‌ها و ما را) تکذیب می‌کنند محشور می‌گردانیم، تا آنان، همگان، با نگهبانی (ربانی) گردآوری شوند؛ پس پراکنده نگردند. quran_en_fa Until, when they come (before the Judgment-seat), (Allah) will say: "Did ye reject My Signs, though ye comprehended them not in knowledge, or what was it ye did?" تا وقتی که [به محل حساب] آیند، [خدا] می‌گوید: آیا آیات مرا تکذیب کردید در حالی که هیچ احاطه علمی به آنها نداشتید؟ یا شما [غیر از تکذیب آیات] چه کارها [ی دیگری] انجام می‌دادید؟///تا وقتی که [به محل حساب] آیند، [خدا] می‌گوید: آیا آیات مرا تکذیب کردید در حالی که هیچ احاطه علمی به آنها نداشتید؟ یا شما [غیر از تکذیب آیات] چه کارها [ی دیگری] انجام می‌دادید؟///تا چون به محشر برسند، گوید: آیا شما آیات مرا تکذیب مى‌کردید و حال آنکه دانش شما بدان احاطه نیافته بود؟ آن چه کارى بود که مى‌کردید؟///تا زمانى که [به پاى حساب‌] بیایند، خدا مى‌گوید: آیا آیات مرا تکذیب کردید بى‌آن که بدان احاطه علمى داشته باشید؟ این چه کارى بود که مى‌کردید///تا چون [همه کافران‌] بیایند، [خدا] مى‌فرماید: «آیا نشانه‌هاى مرا به دروغ گرفتید و حال آنکه از نظر علم، بدانها احاطه نداشتید؟ آیا [در طول حیات‌] چه مى‌کردید؟»///چون گرد آیند، [خداوند] مى‌فرماید: «آیا آیات مرا دروغ انگاشتید، و حال آن که به آنها احاطه‌ى علمى نداشتید. آیا شما [در طول زندگی، جز تکذیب] چه مى‌کردید؟»///تا آن گاه که همه باز آیند خدا به آنها بفرماید که آیا آیات مرا که به آن احاطه علمی نیافتید تکذیب کردید یا آنکه در مقام عمل (با آن آیات) چه می‌کردید؟///چون گرد آمدند فرماید آیا آیات مرا دروغ انگاشتید، و حال آنکه به آنها احاطه علمی نداشتید، یا خود چه کارها کردید///تا زمانی که (به پای حساب) می‌آیند، (به آنان) می‌گوید: «آیا آیات مرا تکذیب کردید و در صدد تحقیق برنیامدید؟! شما چه اعمالی انجام می‌دادید؟!»///تا گاهی که آیند گوید آیا تکذیب کردید آیتهای مرا و فرانگرفتید آنها را به دانش یا چه بود آنچه می‌کردید///تا چون (آن تکذیب‌کنندگان) بیایند، فرماید: «آیا با نشانه‌هایم (همان‌ها و ما را) تکذیب کردید، در حالی که احاطه‌ی علمی به آنها نداشتید؟ یا چه می‌کرده‌اید؟» quran_en_fa And the Word will be fulfilled against them, because of their wrong-doing, and they will be unable to speak (in plea). و به سبب ستمی که [به آیات ما] روا داشتند، عذاب ما بر آنان حتمی و لازم می‌شود، پس [برای معذور نشان دادن خود] سخن نمی‌گویند.///و به سبب ستمی که [به آیات ما] روا داشتند، عذاب ما بر آنان حتمی و لازم می‌شود، پس [برای معذور نشان دادن خود] سخن نمی‌گویند.///به کیفر ستمى که مى‌کردند حکم عذاب بر آنها مقرر شود. بى‌آنکه هیچ سخنى بگویند.///و حکم عذاب بر ایشان واقع گردد به سبب ظلمى که کردند. پس ایشان دم بر نیارند///و به [کیفر] آنکه ستم کردند، حکم [عذاب‌] بر آنان واجب گردد، در نتیجه ایشان دم برنیارند.///و به خاطر ستمى که کردند، حکم [عذاب] بر آنان مقرر گردید، پس آنها حرفى نمى‌زنند [و سخنى ندارند که بگویند].///و فرمان عذاب شدید به کیفر (کفر و) ظلم بر آنها برسد و هیچ سخن دیگر نتوانند گفت.///و به خاطر ستمی که ورزیده بودند، حکم [عذاب‌] بر آنان تعلق گیرد، و سخن نگویند///در این هنگام، فرمان عذاب بخاطر ظلمشان بر آنها واقع می‌شود، و آنها سخنی ندارند که بگویند!///و فرود آمد بر ایشان سخن بدانچه ستم کردند پس ایشان سخن نگویند///و به (کیفر) آنچه ستم کردند، (آن) گفته و وعده (ی عذاب) بر آنان فرود آید. پس ایشان دم برنیاورند. quran_en_fa See they not that We have made the Night for them to rest in and the Day to give them light? Verily in this are Signs for any people that believe! آیا ندانسته‌اند که ما شب را قرار داده‌ایم تا در آن بیارامند، و روز را روشن نموده‌ایم [تا در آن به تلاش اقتصادی برخیزند؟] به راستی در این امور برای مردمی که ایمان می‌آورند، نشانه هایی [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] ست.///آیا ندانسته‌اند که ما شب را قرار داده‌ایم تا در آن بیارامند، و روز را روشن نموده‌ایم [تا در آن به تلاش اقتصادی برخیزند؟] به راستی در این امور برای مردمی که ایمان می‌آورند، نشانه هایی [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] ست.///آیا نمى‌بینند که شب را پدید آوردیم تا در آن بیارامند و روز را روشنى بخشیدیم. هرآینه در این براى مؤمنان عبرتهاست.///آیا ندیده‌اند که ما شب را پدید آوردیم تا در آن بیاسایند و روز را روشنى بخش گردانیدیم؟ قطعا در این [امر] براى مردمى که ایمان مى‌آورند مایه‌هاى عبرت است///آیا ندیده‌اند که ما شب را قرار داده‌ایم تا در آن بیاسایند، و روز را روشنى‌بخش [گردانیدیم‌]؟ قطعا در این [امر] براى مردمى که ایمان مى‌آورند مایه‌هاى عبرت است.///آیا ندیدند که ما شب را قرار دادیم، تا در آن آرام گیرند، و روز را روشنى‌بخش ساختیم؟ حتما در این امر، براى کسانى که ایمان دارند، عبرت‌هایى است.///آیا کافران ندیدند که ما (به قدرت کامله خود) شب را (تاریک) برای سکون و آرامش خلق قرار دادیم و روز را روشن (برای کسب و کار)؟ همانا در این وضع شب و روز آیات و نشانه‌هایی (از قدرت الهی) برای اهل ایمان پدیدار است.///آیا نگریسته‌اند که ما شب را آفریده‌ایم که در آن آرام گیرند، و روز را چشم‌اندازی روشن [گردانده‌ایم‌]، بی‌گمان در این برای اهل ایمان مایه‌های عبرت است‌///آیا ندیدند که ما شب را برای آرامش آنها قرار دادیم و روز را روشنی‌بخش؟! در این امور نشانه‌های روشنی است برای کسانی که ایمان می‌آورند (و آماده قبول حقند).///آیا نبینند که ما نهادیم شب را تا آرامش کنند در آن و روز را روشن همانا در این است آیتهائی برای گروهی که ایمان آرند///آیا ندیده‌اند که ما شب را قرار داده‌ایم تا در آن بیاسایند و روز را روشنی‌بخش (گردانیدیم)؟ همانا در آن (جریان) برای مردمی که ایمان می‌آورند بی‌گمان نشانه‌هایی (بزرگ) است. quran_en_fa And the Day that the Trumpet will be sounded - then will be smitten with terror those who are in the heavens, and those who are on earth, except such as Allah will please (to exempt): and all shall come to His (Presence) as beings conscious of their lowliness. و [یاد کن] روزی را که در صور می‌دمند، پس هر که در آسمان‌ها و هر که در زمین است دچار هراس شود، مگر کسی که خدا بخواهد؛ و همه خوار و فروتن به پیشگاه او آیند،///و [یاد کن] روزی را که در صور می‌دمند، پس هر که در آسمان‌ها و هر که در زمین است دچار هراس شود، مگر کسی که خدا بخواهد؛ و همه خوار و فروتن به پیشگاه او آیند،///روزى که در صور دمیده شود و همه کسانى که در آسمانها و زمین هستند -مگر آن که خدا بخواهد- بترسند و همه خوار و ذلیل به سوى او روان شوند.///و روزى که در صور دمیده شود، پس هر که در آسمان‌ها و هر که در زمین است به هراس افتد، مگر آن کس که خدا بخواهد. و جملگى خاضعانه به سوى او مى‌آیند///و روزى که در صور دمیده شود، پس هر که در آسمانها و هر که در زمین است به هراس افتد، مگر آن کس که خدا بخواهد. و جملگى با زبونى رو به سوى او آورند.///و [یاد کن] روزى که در صور دمیده شود، پس هرکه در آسمان‌ها و هر که در زمین است، به هراس می‌افتد، مگر آن کس که خدا بخواهد. و همگى خاضعانه نزد او می‌آیند.///و (باز به امت یاد آور شو) روزی که در صور (اسرافیل) دمیده شود، آن روز هر که در آسمانها و هر که در زمین است جز آن که خدا خواسته همه ترسان و هراسان باشند و همه منقاد و ذلیل (به محشر) به نزد او آیند.///و روزی که در صور دمیده شود، و هر کس که در آسمانها و زمین هست -جز کسی که خدا خواهدهراسان شوند، و همگان خاکسارانه به نزد او آیند///و (به خاطر آورید) روزی را که در «صور» دمیده می‌شود، و تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند در وحشت فرو می‌روند، جز کسانی که خدا خواسته؛ و همگی با خضوع در پیشگاه او حاضر می‌شوند!///و روزی که دمیده شود در صور پس بمیرند از هراس آنان که در آسمانها و آنان که در زمینند مگر آنکه خواهد خدا و همه بیایندش سرافکندگان‌///و روزی که در صور [: بوق جان‌فرسا] دمیده شود، پس هر کس در آسمان‌ها و زمین است (سخت) به هراس (و بی‌هوشی) افتد - مگر آن کس که خدا خواسته - و جملگی با زبونی رو سوی او آوردند. quran_en_fa Thou seest the mountains and thinkest them firmly fixed: but they shall pass away as the clouds pass away: (such is) the artistry of Allah, who disposes of all things in perfect order: for he is well acquainted with all that ye do. و کوه‌ها را می‌بینی [و] آنها را [در جای خود] بی حرکت می‌پنداری، در حالی که آنها مانند ابر گذر می‌کنند. آفرینش خداست که [آفرینش] هر چیزی را محکم و استوار کرده است؛ یقینا او به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///و کوه‌ها را می‌بینی [و] آنها را [در جای خود] بی حرکت می‌پنداری، در حالی که آنها مانند ابر گذر می‌کنند. آفرینش خداست که [آفرینش] هر چیزی را محکم و استوار کرده است؛ یقینا او به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///و کوه‌ها را بینى، پندارى که جامدند، حال آنکه به سرعت ابر مى‌روند. کار خداوند است که هر چیزى را به کمال پدید آورده است. هرآینه او به هر چه مى‌کنید آگاه است.///و کوه‌ها را مى‌بینى و آنها را ساکن مى‌انگارى در حالى که مانند ابر در حرکتند. این صنع خداست که هر چیزى را در کمال استوارى پدید آورده. و او به آنچه مى‌کنید مسلما آگاه است///و کوهها را مى‌بینى [و] مى‌پندارى که آنها بى‌حرکتند و حال آنکه آنها ابرآسا در حرکتند. [این‌] صنع خدایى است که هر چیزى را در کمال استوارى پدید آورده است. در حقیقت، او به آنچه انجام مى‌دهید آگاه است.///و کوه‌ها را مى‌بینى و مى‌پندارى که بى‌حرکتند، در حالى که آنها همچون ابر در حرکتند. [این] صنعت [ماهرانه‌ی] خداست که هر چیزى را با دقت ساخته است. او به هرچه انجام مى‌دهید، آگاه است.///و در آن هنگام کوهها را بنگری و جامد و ساکن تصور کنی در صورتی که مانند ابر (تند سیر) در حرکتند. صنع خداست که هر چیزی را در کمال اتقان و استحکام ساخته، که علم کامل او به افعال همه شما خلایق محیط است.///و کوهها را بینی و آنها را ساکن انگاری و حال آنکه همانند حرکت ابر، حرکت دارد، [این‌] آفرینش الهی است که هر چه را در کمال استواری پدید آورده است، او به آنچه می‌کنید آگاه است‌///کوه‌ها را می‌بینی، و آنها را ساکن و جامد می‌پنداری، در حالی که مانند ابر در حرکتند؛ این صنع و آفرینش خداوندی است که همه چیز را متقن آفریده؛ او از کارهایی که شما انجام می‌دهید مسلما آگاه است!///و بینی کوه‌ها را پنداریشان خشک بر جای خود حالی که می‌گذرند همانند گذشتن ابر ساخت خدائی که درست کرد همه چیز را همانا او آگاه است بدانچه می‌کنید///و کوه‌ها را می‌بینی در حالی‌که آنها را بی‌حرکت می‌پنداری، حال آنکه آنها (همچون) مرور ابر حرکت می‌کنند. ساخته‌ی خدا را (ببینید) که هر چیز را سازوار کرده. او بی‌گمان به آنچه انجام می‌دهید بسی آگاه است. quran_en_fa If any do good, good will (accrue) to them therefrom; and they will be secure from terror that Day. آنان که کارهای خیر و نیک [به آخرت] بیاورند، پاداشی بهتر از آن دارند، و آنان در آن روز از هول و هراسی بزرگ ایمن اند،///آنان که کارهای خیر و نیک [به آخرت] بیاورند، پاداشی بهتر از آن دارند، و آنان در آن روز از هول و هراسی بزرگ ایمن اند،///هر کس که کار نیکى کند بهتر از آن را پاداش گیرد و نیکوکاران از وحشت آن روز در امان باشند.///هر کس [عمل‌] نیکى آورد، پاداشى بهتر از آن خواهد داشت، و آنها آن روز از هراسى بزرگ در امانند///هر کس نیکى به میان آورد، پاداشى بهتر از آن خواهد داشت، و آنان از هراس آن روز ایمنند.///کسانی که کار نیکى بیاورند، [پاداشى] بهتر از عملشان خواهند داشت، و آنان از هراس آن روز، ایمن هستند.///کسانی که (در قیامت) کار نیکو آورند پاداش بهتر از آن یابند و در آن روز از هول و هراس ایمن باشند.///هر کس که کار نیکی پیش آورد، او را پاداشی است بهتر از آن، و آنان از هراس آن روز ایمن هستند///کسانی که کار نیکی انجام دهند پاداشی بهتر از آن خواهند داشت؛ و آنان از وحشت آن روز درامانند!///آنکو نکوئی آرد پس او را است بهتر از آن و ایشانند از هراس در آن روز ایمنان‌///کسانی که با نیکی بیایند، در نتیجه پاداشی بهتر از آن برایشان است و حال آنکه آنان از هراسی بزرگ در چنان روزی در امانند. quran_en_fa And if any do evil, their faces will be thrown headlong into the Fire: "Do ye receive a reward other than that which ye have earned by your deeds?" و آنان که کارهای بد و زشت بیاورند به رو در آتش افکنده می‌شوند؛ [و به آنان گویند:] آیا جز آنچه انجام دادید پاداشتان داده‌اند؟///و آنان که کارهای بد و زشت بیاورند به رو در آتش افکنده می‌شوند؛ [و به آنان گویند:] آیا جز آنچه انجام دادید پاداشتان داده‌اند؟///و آنان را که کارهاى بد مى‌کنند سرنگون در آتش اندازند، آیا جز بر وفق کارهایى که کرده‌اید کیفر یابید؟///و هر کس [عمل‌] بدى آورد [با] صورت‌هایشان در آتش دوزخ واژگون شوند. [گفته مى‌شود:] آیا جز آنچه مى‌کردید سزا داده مى‌شوید///و هر کس بدى به میان آورد، به رو در آتش [دوزخ‌] سرنگون شوند. آیا جز آنچه مى‌کردید سزا داده مى‌شوید؟///و کسانی که کار بدى بیاورند، پس به رو در آتش سرنگون شوند، [و به آنان گفته شود:] «آیا جز آنچه مى‌کردید، سزا داده مى‌شوید؟»///و کسانی که بدکار و زشت کردار آیند به رو در آتش جهنم افتند. (و به آنها خطاب شود که) آیا (این عذاب آتش دوزخ) جز آن است که جزای اعمال شماست؟///و هر کس کار بدی پیش آورد، چهره‌هایشان در آتش جهنم سرنگون شود، آیا جز در برابر آنچه کرده‌اید جزا می‌یابید؟///و آنها که اعمال بدی انجام دهند، به صورت در آتش افکنده می‌شوند؛ آیا جزایی جز آنچه عمل می‌کردید خواهید داشت؟!///و آنکه بدی آرد پس بروی افتد چهره‌های آنان در آتش آیا پاداش داده می‌شوید جز آنچه را بودید می‌کردید///و کسانی که با بدی بیایند، در نتیجه به رو در آتش (دوزخ) سرنگون شوند، (و به آنان گفته شود:) «آیا جز آنچه می‌کرده‌اید سزا داده می‌شوید؟» quran_en_fa For me, I have been commanded to serve the Lord of this city, Him Who has sanctified it and to Whom (belong) all things: and I am commanded to be of those who bow in Islam to Allah's Will,- من فقط فرمان یافته‌ام که پروردگار این شهر را که آن را بسیار محترم شمرده و همه چیز در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست، بپرستم و فرمان یافته‌ام که از تسلیم شدگان [فرمان‌ها و احکام او] باشم،///من فقط فرمان یافته‌ام که پروردگار این شهر را که آن را بسیار محترم شمرده و همه چیز در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست، بپرستم و فرمان یافته‌ام که از تسلیم شدگان [فرمان‌ها و احکام او] باشم،///به من فرمان شده که پروردگار این شهر را بپرستم. شهرى که خداوندى که همه چیز از آن اوست حرمتش نهاده، و مأمورم که از مسلمانان باشم.///من مأمورم که تنها خداوند این شهر را که آن را گرامى داشته و هر چیزى از آن اوست پرستش کنم، و فرمان یافته‌ام که از مسلمانان باشم///من مأمورم که تنها پروردگار این شهر را که آن را مقدس شمرده و هر چیزى از آن اوست پرستش کنم، و مأمورم که از مسلمانان باشم،///[اى پیامبر! بگو:] «فقط مأمورم پروردگار [مکه،] این شهرى که خداوند آن را محترم شمرده، بپرستم. و همه چیز تنها براى اوست. و من مأمورم از اهل تسلیم و طاعت باشم.///(ای رسول بگو) من مأمورم که منحصرا خدای این بلد (مکه معظمه) را که بیت الحرامش قرار داده و آن خدا مالک هر چیز عالم است، پرستش کنم و باز مأمورم که از تسلیم شدگان فرمان او باشم.///همانا فرمان یافته‌ام که پروردگار این شهر را که آن را حرم [امن‌] قرار داده است، بپرستم، و همه چیز او راست، و فرمان یافته‌ام که از مسلمانان باشم‌///(بگو:) من مأمورم پروردگار این شهر (مقدس مکه) را عبادت کنم، همان کسی که این شهر را حرمت بخشیده؛ در حالی که همه چیز از آن اوست! و من مأمورم که از مسلمین باشم؛///جز این نیست که فرمان داده شدم که پرستش کنم پروردگار این شهر را آنکه حرامش گردانید و برای او است همه چیز و دستور داده شدم که باشم از اسلام‌آرندگان‌///«جز این نیست که من مأمور شدم تنها پروردگار این مجتمع را -که محرم و محترم و قرق‌گاه شمرده و هر چیزی از اوست – بپرستم و فرمان یافتم (در برابرش) از تسلیم‌کنندگان (خود و دیگران) باشم.» quran_en_fa And to rehearse the Qur'an: and if any accept guidance, they do it for the good of their own souls, and if any stray, say: "I am only a Warner". و اینکه قرآن را بخوانم؛ پس هر که راه یابد فقط به سود خود راه یافته است، و هر که گمراه شود [آثار شوم گمراهی فقط متوجه خود اوست] پس [به مردم] بگو: من فقط از بیم دهندگانم،///و اینکه قرآن را بخوانم؛ پس هر که راه یابد فقط به سود خود راه یافته است، و هر که گمراه شود [آثار شوم گمراهی فقط متوجه خود اوست] پس [به مردم] بگو: من فقط از بیم دهندگانم،///و قرآن را تلاوت کنم. پس هر که هدایت یافت به سود خود هدایت یافته است و هر که گمراه شد، بگو: جز این نیست که من بیم‌دهنده‌اى هستم.///و این که قرآن را [بر شما] تلاوت کنم. پس هر که هدایت پذیرد به سود خود هدایت یافته و هر که گمراه شود، پس بگو: من فقط از هشدار دهندگانم///و اینکه قرآن را بخوانم. پس هر که راه یابد تنها به سود خود راه یافته است؛ و هر که گمراه شود بگو: «من فقط از هشداردهندگانم.»///و قرآن [را بر مردم] تلاوت کنم.» پس هر کس هدایت را بپذیرد، به سود خود پذیرفته، و هرکس گمراه شود، پس بگو: «من فقط هشداردهنده‌ام!»///و نیز مأمورم که قرآن را (به حکم وظیفه رسالت بر امت) تلاوت کنم، پس هر کس هدایت یافت به نفع خود هدایت یافته و هر کس گمراه شد بگو که من جز آنکه از پیمبرانی هستم که برای (ارشاد و هدایت و) ترسانیدن خلق آمده‌ام وظیفه دیگر ندارم.///و اینکه قرآن را بخوانم، پس هر کس رهیاب شود، همانا به سود خویش راه یافته است، و هر کس بیراه رود بگو که من فقط از هشداردهندگانم‌///و اینکه قرآن را تلاوت کنم! هر کس هدایت شود بسود خود هدایت شده؛ و هر کس گمراه گردد (زیانش متوجه خود اوست؛) بگو: «من فقط از انذارکنندگانم!»///و آنکه بخوانم قرآن را پس آنکه رهبری شود جز این نیست که رهبری شود برای خویشتن و آنکه گمراه شود بگو جز این نیست که منم از ترسانندگان‌///«و اینکه قرآن را بخوانم و (آن را) پیروی کنم.» پس هر کس راه یابد در نتیجه تنها به سود خود راه می‌یابد و هر کس گمراه شود پس بگو: «من تنها از هشداردهندگانم.» quran_en_fa And say: "Praise be to Allah, Who will soon show you His Signs, so that ye shall know them"; and thy Lord is not unmindful of all that ye do. و بگو: همه ستایش‌ها ویژه خداست؛ به زودی نشانه‌های خود را [که شکست شما و گرفتاری‌های سخت دنیایی و مرگ و عذاب آخرت است] به شما [مشرکان و کافران] نشان خواهد داد، پس آنها را [به خوبی] خواهید شناخت. و پروردگارت از آنچه انجام می‌دهید، بی خبر نیست.///و بگو: همه ستایش‌ها ویژه خداست؛ به زودی نشانه‌های خود را [که شکست شما و گرفتاری‌های سخت دنیایی و مرگ و عذاب آخرت است] به شما [مشرکان و کافران] نشان خواهد داد، پس آنها را [به خوبی] خواهید شناخت. و پروردگارت از آنچه انجام می‌دهید، بی خبر نیست.///و بگو: سپاس خدا راست. آیات خود را به شما خواهد نمود تا آنها را بشناسید. و پروردگار تو از هیچ کارى که مى‌کنید بى‌خبر نیست.///و بگو: ستایش از آن خداست. به زودى آیاتش را به شما نشان خواهد داد آن را خواهید شناخت. و پروردگار تو از آنچه مى‌کنید غافل نیست///و بگو: «ستایش از آن خداست. به زودى آیاتش را به شما نشان خواهد داد و آن را خواهید شناخت.» و پروردگار تو از آنچه مى‌کنید غافل نیست.///و بگو: «ستایش براى خداست. به زودى آیاتش را به شما نشان خواهد داد، و آن را خواهید شناخت.» و پروردگارت از آنچه مى‌کنید، غافل نیست.///و بگو: ستایش مخصوص خداست، به زودی آیات (قدرت) خود را به شما ارائه خواهد داد پس آن را بشناسید، و خدای تو هرگز غافل از کردار شما نیست.///و بگو سپاس خداوند را، زودا که آیات خویش را به شما بنمایاند و آنگاه آنها را بشناسید، و پروردگارت از آنچه می‌کنید غافل نیست‌///بگو: «حمد و ستایش مخصوص ذات خداست؛ بزودی آیاتش را به شما نشان می‌دهد تا آن را بشناسید؛ و پروردگار تو از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست!///و بگو سپاس خدای را زود است بنمایاندتان آیتهای خویش را تا بشناسید آنها را و نیست پروردگار تو ناآگاه از آنچه می‌کنید///و بگو: «تمام ستایش‌ها برای خداست. به زودی آیاتش را به شما نشان خواهد داد، پس آنها را خواهید شناخت.» و پروردگارت از آنچه می‌کنید غافل نیست. quran_en_fa Ta. Sin. Mim. طسم///طسم///طا. سین. میم.///طا، سین، میم///طا، سین، میم.///طا، سین، میم.///طسم (شاید اشاره به اسماء الله باشد یا نام سوره است و قسم به آن یاد شده).///طسم طا سین میم///طسم!///طسم‌///طسم. quran_en_fa These are Verses of the Book that makes (things) clear. این آیات [باعظمت] کتاب روشنگر است.///این آیات [باعظمت] کتاب روشنگر است.///این است آیات این کتاب روشنگر.///این آیات کتاب روشنگر است///این است آیات کتاب روشنگر.///آن آیات کتاب روشنگر است.///این است آیات کتاب خدا که روشن کننده (راه حق از باطل و هدایت از گمراهی) است.///این آیات کتاب روشنگر است‌///اینها از آیات کتاب مبین است!///این است آیتهای کتاب هویدا///آنها آیات آن کتاب روشنگر است. quran_en_fa We rehearse to thee some of the story of Moses and Pharaoh in Truth, for people who believe. بخشی از سرگذشت [مهم] موسی و فرعون را برای [عبرت گرفتن] مردمی که ایمان می‌آورند به حق و راستی بر تو می‌خوانیم.///بخشی از سرگذشت [مهم] موسی و فرعون را برای [عبرت گرفتن] مردمی که ایمان می‌آورند به حق و راستی بر تو می‌خوانیم.///براى آنها که ایمان مى‌آورند داستان راستین موسى و فرعون را بر تو مى‌خوانیم.///ما از خبر مهم موسى و فرعون براى مردمى که ایمان مى‌آورند به درستى بر تو مى‌خوانیم/// [بخشى‌] از گزارش [حال‌] موسى و فرعون را براى [آگاهى‌] مردمى که ایمان مى‌آورند، به درستى بر تو مى‌خوانیم:///ما بخشی از سرگذشت موسی و فرعون را به درستی بر تو می‌خوانیم، برای [آگاهی] گروهی که ایمان می‌آورند.///ما از حکایت موسی و فرعون به حق بر تو بیان می‌کنیم تا اهل ایمان از دانستن آن منتفع شوند.///بخشی از داستان موسی و فرعون را برای اهل ایمان به راستی و درستی بر تو می‌خوانیم‌///ما از داستان موسی و فرعون بحق بر تو می‌خوانیم، برای گروهی که (طالب حقند و) ایمان می‌آورند!///می‌خوانیم بر تو از داستان موسی و فرعون به حق برای گروهی که ایمان آرند///بر تو برخی از خبر مهم موسی و فرعون را به تمامی حق برای (راهنمایی) گروهی که ایمان می‌آورند می‌خوانیم. quran_en_fa Truly Pharaoh elated himself in the land and broke up its people into sections, depressing a small group among them: their sons he slew, but he kept alive their females: for he was indeed a maker of mischief. همانا فرعون [در سرزمین مصر] برتری جویی و سرکشی کرد و مردمش را گروه گروه ساخت، در حالی که گروهی از آنان را ناتوان و زبون گرفت، پسرانشان را سر می‌برید، و زنانشان را [برای بیگاری گرفتن] زنده می‌گذاشت؛ بی تردید او از مفسدان بود.///همانا فرعون [در سرزمین مصر] برتری جویی و سرکشی کرد و مردمش را گروه گروه ساخت، در حالی که گروهی از آنان را ناتوان و زبون گرفت، پسرانشان را سر می‌برید، و زنانشان را [برای بیگاری گرفتن] زنده می‌گذاشت؛ بی تردید او از مفسدان بود.///فرعون در آن سرزمین برترى جست و مردمش را فرقه‌فرقه ساخت. فرقه‌اى را زبون مى‌داشت و پسرانشان را مى‌کشت و زنانشان را زنده مى‌گذاشت که او از تبهکاران بود.///همانا فرعون در زمین سربرافراشت و مردم آن را چند فرقه‌اى کرد. گروهى از آنها را به زبونى مى‌کشید، پسرانشان را سر مى‌برید و زنانشان را زنده مى‌گذاشت. به راستى که وى از فسادکاران بود///فرعون در سرزمین [مصر] سر برافراشت، و مردم آن را طبقه طبقه ساخت؛ طبقه‌اى از آنان را زبون مى‌داشت: پسرانشان را سر مى‌برید، و زنانشان را [براى بهره‌کشى‌] زنده بر جاى مى‌گذاشت، که وى از فسادکاران بود.///فرعون، در سرزمین [مصر] سرکشی کرد و مردم آنجا را فرقه فرقه نمود. گروهی از آنان را به زبونی و ناتوانی می‌کشاند، پسرانشان را سر می‌برید و زنانشان را [برای کنیزی] زنده نگه‌می‌داشت. به­راستی که او از تبهکاران بود.///همانا فرعون در زمین (مصر) تکبر و گردنکشی آغاز کرد و میان اهل آن سرزمین تفرقه و اختلاف افکند، طایفه‌ای از آنها (بنی اسرائیل) را سخت ضعیف و ذلیل می‌کرد، پسرانشان را می‌کشت (که مبادا به ظهور موسی قدرت یابند) و زنانشان را زنده می‌گذاشت (که به خدمت پردازند). همانا فرعون مردی بسیار مفسد و بد اندیش بود.///همانا فرعون در آن سرزمین سرکشی کرد و اهل آن را فرقه فرقه کرد، طایفه‌ای از آنان را به زبونی کشید [چنانکه‌] پسرانشان را می‌کشت و زنان [و دخترانشان را برای کنیزی‌] زنده باقی می‌گذاشت، او از تبهکاران بود///فرعون در زمین برتری‌جویی کرد، و اهل آن را به گروه‌های مختلفی تقسیم نمود؛ گروهی را به ضعف و ناتوانی می‌کشاند، پسرانشان را سر می‌برید و زنانشان را (برای کنیزی و خدمت) زنده نگه می‌داشت؛ او به یقین از مفسدان بود!///همانا فرعون برتری جست در زمین و گردانید مردمش را گروهائی ناتوان می‌گرفت دسته‌ای از آنان را سر می‌برید فرزندان ایشان را و می‌گذارد زنان ایشان را و همانا او بود از تباهکاران‌///فرعون همواره در زمین بلندپروازی کرد و اهل زمین (مصر) را گونه‌گون گردانید؛ حال آنکه گروهی را به ضعف و ناتوانی می‌کشاند، پسرانشان را می‌کشد و زنانشان را زنده و بی‌حیا وا می‌گذارد. بی‌گمان او از مفسدان است. quran_en_fa And We wished to be Gracious to those who were being depressed in the land, to make them leaders (in Faith) and make them heirs, و ما می‌خواستیم به آنان که در آن سرزمین به ناتوانی و زبونی گرفته شده بودند، نعمت‌های باارزش دهیم، و آنان را پیشوایان مردم و وارثان [اموال، ثروت‌ها و سرزمین‌های فرعونیان] گردانیم.///و ما می‌خواستیم به آنان که در آن سرزمین به ناتوانی و زبونی گرفته شده بودند، نعمت‌های باارزش دهیم، و آنان را پیشوایان مردم و وارثان [اموال، ثروت‌ها و سرزمین‌های فرعونیان] گردانیم.///و ما بر آن هستیم که بر مستضعفان روى زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم.///و مى‌خواستیم بر کسانى که در زمین به زبونى کشیده شده‌اند منت نهیم و آنها را پیشوایان [مردم‌] گردانیم و ایشان را وارثان [زمین‌] کنیم///و خواستیم بر کسانى که در آن سرزمین فرو دست شده بودند منت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم‌] گردانیم، و ایشان را وارث [زمین‌] کنیم،///و ما اراده کرده‌ایم بر کسانی که در زمین ناتوان شمرده شده‌اند، منت­ گذاریم و آنان را پیشوایان و وارثان [زمین] قرار دهیم.///و ما اراده داشتیم که بر آن طایفه ضعیف و ذلیل کرده شده در آن سرزمین منت گذارده و آنها را پیشوایان (خلق) قرار دهیم و وارث (ملک و جاه فرعونیان) گردانیم.///و ما می‌خواهیم که بر کسانی که در روی زمین به زبونی کشیده شده‌اند، منت نهیم [و نعمت دهیم‌] و ایشان را پیشوایان و وارثان گردانیم‌///ما می‌خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم!///و خواهیم منت نهیم بر آنان که ناتوان شمرده شدند در زمین و بگردانیمشان پیشوایانی و بگردانیمشان ارث‌برندگان‌///و (ما) می‌خواهیم بر کسانی که در زمین ناتوان برگرفته شده‌اند منت نهیم و آنان را پیشوایان (دیگران) کنیم، و وارثان (فرعونیان) قرارشان دهیم. quran_en_fa To establish a firm place for them in the land, and to show Pharaoh, Haman, and their hosts, at their hands, the very things against which they were taking precautions. و برای آنان در آن سرزمین، زمینه قدرت و حکومت آماده کنیم، و به فرعون و هامان و سپاهشان که از ایشان اند چیزی را که از آن هراسناک و در حذر بودند [و آن پیروزی بنی اسرائیل بر آنان بود] نشان دهیم.///و برای آنان در آن سرزمین، زمینه قدرت و حکومت آماده کنیم، و به فرعون و هامان و سپاهشان که از ایشان اند چیزی را که از آن هراسناک و در حذر بودند [و آن پیروزی بنی اسرائیل بر آنان بود] نشان دهیم.///و آنها را در آن سرزمین مکانت بخشیم و به فرعون و هامان و لشکریانشان چیزى را که از آن مى‌ترسیدند نشان دهیم.///و در زمین قدرتشان دهیم و به فرعون و هامان و سپاهشان چیزى را که از آن حذر داشتند نشان دهیم///و در زمین قدرتشان دهیم و [از طرفى‌] به فرعون و هامان و لشکریانشان آنچه را که از جانب آنان بیمناک بودند، بنمایانیم.///و به آنان در آن سرزمین، قدرت و تمکن بخشیم و به فرعون و [وزیرش] هامان و سپاهیانشان، که از ایشانند، آنچه را از آن بیمناک بودند، نشان دهیم.///و در زمین به آنها قدرت و تمکین بخشیم و به چشم فرعون و هامان و لشکریانشان آنچه را که از آن اندیشناک و ترسان بودند از سوی آنان بنماییم.///و به آنان در روی زمین تمکن بخشیم، و از آنان به فرعون و هامان و سپاهیانشان چیزی که از آن پروا داشتند، نشان دادیم‌///و حکومتشان را در زمین پابرجا سازیم؛ و به فرعون و هامان و لشکریانشان، آنچه را از آنها [= بنی اسرائیل‌] بیم داشتند نشان دهیم!///و فرمانروائیشان دهیم در زمین و بنمایانیم فرعون و هامان و سپاه‌های ایشان را از آنان آنچه بودند می‌ترسیدند///و برایشان در زمین تمکین دهیم و (از طرفی هم) به فرعون و هامان و لشکریانشان آنچه را که از آن بیمناک بوده‌اند - از آنان [: مستضعفان] - (علیه فرعونیان) بنمایانیم. quran_en_fa So We sent this inspiration to the mother of Moses: "Suckle (thy child), but when thou hast fears about him, cast him into the river, but fear not nor grieve: for We shall restore him to thee, and We shall make him one of Our messengers." و به مادر موسی الهام کردیم که او را شیر بده، پس هنگامی که [از سوی فرعونیان] بر او بترسی به دریایش انداز، و مترس و غمگین مباش که ما حتما او را به تو باز می‌گردانیم، و او را از پیامبران قرار می‌دهیم.///و به مادر موسی الهام کردیم که او را شیر بده، پس هنگامی که [از سوی فرعونیان] بر او بترسی به دریایش انداز، و مترس و غمگین مباش که ما حتما او را به تو باز می‌گردانیم، و او را از پیامبران قرار می‌دهیم.///و به مادر موسى وحى کردیم که: شیرش بده و اگر بر او بیمناک شدى به دریایش بینداز و مترس و غمگین مشو، او را به تو باز مى‌گردانیم و در شمار پیامبرانش مى‌آوریم.///و به مادر موسى الهام کردیم که او را شیر ده و چون بر [جان‌] او ترسیدى به دریایش بیفکن و نترس و اندوه مدار که ما او را به تو باز مى‌گردانیم و از پیمبرانش قرار مى‌دهیم///و به مادر موسى وحى کردیم که: «او را شیر ده، و چون بر او بیمناک شدى او را در نیل بینداز، و مترس و اندوه مدار که ما او را به تو بازمى‌گردانیم و از [زمره‌] پیمبرانش قرار مى‌دهیم.»///و ما به مادر موسی الهام کردیم که: «او را شیر بده! پس هرگاه [از فرعونیان] بر او بیمناک شدی، او را [در صندوقی بگذار و] به دریا بیافکن! و مترس و [از دوریش] غمگین مباش! ما او را به تو بازمی‌گردانیم و او را از پیامبران قرار می‌دهیم.»///و به مادر موسی وحی کردیم که طفلک را شیر ده و چون (از آسیب فرعونیان) بر او ترسان شوی به دریایش افکن و دیگر هرگز مترس و محزون مباش که ما او را به تو باز آوریم و هم از پیغمبران مرسلش گردانیم.///و به مادر موسی الهام کردیم که او را شیر بده، و چون بر او بیمناک شدی، او را [در جعبه‌ای‌] به دریا بیفکن، و مترس و غم مخور، [چرا که‌] ما برگرداننده او به سوی تو و گرداننده او از پیامبران هستیم‌///ما به مادر موسی الهام کردیم که: «او را شیر ده؛ و هنگامی که بر او ترسیدی، وی را در دریا (ی نیل) بیفکن؛ و نترس و غمگین مباش، که ما او را به تو بازمی‌گردانیم، و او را از رسولان قرار می‌دهیم!»///و وحی کردیم بسوی مادر موسی که شیرش ده تا گاهی که بیمناک شدی بر او بیفکنش در دریا و نترس و نه اندوهگین باش که ما برگرداننده‌ایم او را بسوی تو و گرداننده‌ایم او را از پیمبران‌///و به مادر موسی وحی کردیم که: «او را (همی) شیر ده. پس هنگامی که بر او (از فرعونیان) بیمناک شدی او را در دریا بیفکن و مترس و اندوه مدار. ما او را به تو، بی‌چون، بازگرداننده‌ایم و (بی‌گمان) از پیمبرانش قراردهنده‌ایم.» quran_en_fa Then the people of Pharaoh picked him up (from the river): (It was intended) that (Moses) should be to them an adversary and a cause of sorrow: for Pharaoh and Haman and (all) their hosts were men of sin. [مادرش به الهام خدا او را به دریا انداخت] پس خاندان فرعون او را [از آب] گرفتند تا سرانجام، دشمنشان و مایه اندوهشان شود. مسلما فرعون و هامان و سپاهیان آن دو خطاکار بودند؛///[مادرش به الهام خدا او را به دریا انداخت] پس خاندان فرعون او را [از آب] گرفتند تا سرانجام، دشمنشان و مایه اندوهشان شود. مسلما فرعون و هامان و سپاهیان آن دو خطاکار بودند؛///خاندان فرعون یافتندش تا دشمنشان و سبب اندوهشان گردد. فرعون و هامان و لشکرهاشان خطا مى‌کردند.///پس خاندان فرعون او را [از آب‌] گرفتند تا سر انجام دشمن جان آنان و مایه اندوهشان گردد. آرى فرعون و هامان و سپاهشان خطاکار بودند///پس خاندان فرعون، او را [از آب‌] برگرفتند تا سرانجام دشمن [جان‌] آنان و مایه اندوهشان باشد. آرى، فرعون و هامان و لشکریان آنها خطاکار بودند.///پس فرعونیان، او را [از آب] برگرفتند تا سرانجام، دشمن و مایه‌ی اندوهشان گردد. همانا فرعون و هامان و سپاهیانشان خطاکار بودند.///اهل بیت فرعون (آسیه) موسی را (از دریا) بر گرفت تا در نتیجه دشمن و مایه اندوه آل فرعون شود (و به مشیت خدا فرعون دشمن بزرگ خود موسی را به دامان بپرورد) که همانا فرعون و هامان و لشکریانشان بسیار نادان و خطا کار بودند.///آنگاه فرعونیان او را [یافتند و] برگرفتند تا سرانجام دشمن و مایه اندوهشان شود، چرا که فرعون و هامان و سپاهیانشان خطاکار بودند///(هنگامی که مادر بفرمان خدا او را به دریا افکند) خاندان فرعون او را از آب گرفتند، تا سرانجام دشمن آنان و مایه اندوهشان گردد! مسلما فرعون و هامان و لشکریانشان خطاکار بودند.///پس برداشتندش خاندان فرعون تا بشود برای ایشان دشمنی و اندوهی همانا فرعون و هامان و سپاهیان ایشان بودند لغزشکاران‌///پس خاندان فرعون، او را با کاوش و کوشش (از آب) یافتند، تا (ناخودآگاه و ناخواسته) سرانجام برایشان دشمنی و (مایه‌ی) اندوهی باشد. فرعون و هامان و لشکریانشان بی‌گمان خطاکاران بوده‌اند. quran_en_fa The wife of Pharaoh said: "(Here is) joy of the eye, for me and for thee: slay him not. It may be that he will be use to us, or we may adopt him as a son." And they perceived not (what they were doing)! و همسر فرعون گفت: [این نوزاد] برای من و تو مایه شادمانی و خوشحالی است، او را نکشید، امید است ما را سود دهد، یا وی را به فرزندی خود بگیریم. ولی آنان آگاه نبودند [که دشمنشان را به دست خود می‌پرورند.]///و همسر فرعون گفت: [این نوزاد] برای من و تو مایه شادمانی و خوشحالی است، او را نکشید، امید است ما را سود دهد، یا وی را به فرزندی خود بگیریم. ولی آنان آگاه نبودند [که دشمنشان را به دست خود می‌پرورند.]///زن فرعون گفت: این مایه شادمانى من و توست. او را مکشید، شاید به ما سودى برساند یا او را به فرزندى گیریم. و نمى‌دانستند که چه مى‌کنند.///و همسر فرعون گفت: [این کودک‌] نور چشم من و تو خواهد بود، او را مکشید، امید است که ما را سودى دهد، یا او را به فرزندى بگیریم، ولى آنها خبر نداشتند [چه مى‌کنند]///و همسر فرعون گفت: «[این کودک‌] نور چشم من و تو خواهد بود. او را مکشید. شاید براى ما سودمند باشد یا او را به فرزندى بگیریم، ولى آنها خبر نداشتند.///و همسر فرعون [احساس کرد که آنان قصد کشتن کودک را دارند، پس به فرعون] گفت: «او را نکشید که روشنی چشم من و توست. شاید [در آینده] به ما سودی برساند، یا او را به فرزندی بگیریم.» ولی آنها نمی‌فهمیدند [چه کسی را در آغوش خویش می‌پرورانند].///و زن فرعون گفت: این کودک (مایه نشاط دل و) نور دیده من و توست، او را مکشید، باشد که در خدمت ما سودمند افتد و یا او را به فرزندی خود برگیریم، و آنها (از حقیقت حال موسی و تقدیر ازلی حق) بی‌خبر بودند.///و همسر فرعون گفت هم برای من و هم برای تو روشنی چشم است، او را نکشید، چه بسا به ما سود برساند، یا آنکه به فرزندی بگیریمش، و آنان [حقیقت را] در نیافته بودند///همسر فرعون (چون دید آنها قصد کشتن کودک را دارند) گفت: «نور چشم من و توست! او را نکشید شاید برای ما مفید باشد، یا او را بعنوان پسر خود برگزینیم!» و آنها نمی‌فهمیدند (که دشمن اصلی خود را در آغوش خویش می‌پرورانند)!///و گفت زن فرعون روشنی چشمی است برای تو و من مکش او را باشد سودمند افتد ما را یا برگیریمش فرزندی و ایشان درنمی‌یافتند///و همسر فرعون گفت: «(این کودک) نور چشم من و توست. او را مکشید. شاید سودمان دهد یا او را به فرزندی برگیریم.» در حالی که اینان باریک‌بینی نمی‌کردند. quran_en_fa But there came to be a void in the heart of the mother of Moses: She was going almost to disclose his (case), had We not strengthened her heart (with faith), so that she might remain a (firm) believer. و قلب مادر موسی [از هر چیز جز یاد فرزندش] تهی شد [و در اضطراب و نگرانی فرو رفت]. اگر قلبش را [با لطف خود] محکم و استوار نکرده بودیم تا از باورکنندگان وعده ما باشد، به درستی که نزدیک بود آن [حادثه پنهانی] را فاش کند،///و قلب مادر موسی [از هر چیز جز یاد فرزندش] تهی شد [و در اضطراب و نگرانی فرو رفت]. اگر قلبش را [با لطف خود] محکم و استوار نکرده بودیم تا از باورکنندگان وعده ما باشد، به درستی که نزدیک بود آن [حادثه پنهانی] را فاش کند،///مادر موسى را دل تهى شد. و اگر دلش را قوى نکرده بودیم که از مؤمنان باشد، نزدیک بود که آن راز را فاش سازد.///و مادر موسى را دل تهى شد، که اگر دلش را قوى نکرده بودیم تا از مؤمنان باشد چیزى نمانده بود که راز را فاش سازد///و دل مادر موسى [از هر چیز، جز از فکر فرزند] تهى گشت. اگر قلبش را استوار نساخته بودیم تا از ایمان‌آورندگان باشد، چیزى نمانده بود که آن [راز] را افشا کند.///و دل مادر موسی خالی شد. اگر قلب او را استوار نساخته بودیم تا از ایمان آورندگان [به وعده‌ی ما باقی] بماند، نزدیک بود که [با بی‌تابی‌اش،] آن [راز] را فاش کند.///و مادر موسی دلش (از هر چیز جز یاد طفلش) فارغ شد (و به حدی غم و اندوه قلبش را فرا گرفت که) اگر نه ما دلش را بر جای نگاه داشتیم تا ایمانش بر قرار ماند نزدیک بود راز درونش را آشکار سازد.///و دل مادر موسی به کلی [از امید و شکیب‌] خالی شد، چنانکه نزدیک بود، اگر دلش را گرم نمی‌کردیم که از باور دارندگان باشد، راز او را آشکار کند///(سرانجام) قلب مادر موسی از همه چیز (جز یاد فرزندش) تهی گشت؛ و اگر دل او را (بوسیله ایمان و امید) محکم نکرده بودیم، نزدیک بود مطلب را افشا کند!///و بامداد کرد دل مادر موسی تهی نزدیک بود فاش سازدش اگر نه بسته بودیم دلش را تا بشود از ایمان‌آرندگان‌///و دل مادر موسی (از هر چیزی، جز از فکر فرزندش) تهی گشت، (و) اگر قلبش را استوار نساخته بودیم، تا از ایمان‌آورندگان (به آن وعده‌ی ربانی) باشد، چیزی نمانده بود که آن (راز) را به‌راستی آشکار کند. quran_en_fa And she said to the sister of (Moses), "Follow him" so she (the sister) watched him in the character of a stranger. And they knew not. و به خواهر موسی گفت: [اوضاع و احوال] او را پی گیری کن. پس او موسی را از دور [در آغوش فرعونیان] دید در حالی که خاندان فرعون [پی گیری او را] درک نمی‌کردند.///و به خواهر موسی گفت: [اوضاع و احوال] او را پی گیری کن. پس او موسی را از دور [در آغوش فرعونیان] دید در حالی که خاندان فرعون [پی گیری او را] درک نمی‌کردند.///و به خواهر او گفت: از پى او برو. و زن بى‌آنکه آنان دریابند از دور در او مى‌نگریست.///و به خواهر موسى گفت: از پى او برو. پس او را از دور مى‌نگریست در حالى که آنها متوجه نبودند///و به خواهر [موسى‌] گفت: «از پى او برو.» پس او را از دور دید، در حالى که آنان متوجه نبودند.///و [مادر موسی] به خواهر او گفت: «[صندوق حامل موسی را] دنبال کن!» پس او از دور موسی را زیر نظر داشت، در حالی که [دشمنان] متوجه نبودند.///و (آن گاه مادر موسی) به خواهر او گفت که از پی طفلم رو. خواهر رفت و موسی را از دور دید (و شناخت) ولی آل فرعون بی‌خبر بودند.///و به خواهر او گفت پی او را بگیر، آنگاه دورا دور او را می‌پایید، ولی ایشان در نمی‌یافتند///و (مادر موسی) به خواهر او گفت: «وضع حال او را پیگیری کن!» او نیز از دور ماجرا را مشاهده کرد در حالی که آنان بی‌خبر بودند.///و گفت به خواهر خود جستجویش کن پس نگریستش از دور و ایشان نمی‌یافتند///و مادر موسی به خواهرش [: خواهر موسی] گفت: «از پی او به جستجو برو.» پس او را با دقت، زیرچشمی، از دور بدید. حال آنکه آنان [: فرعونیان] دقت نمی‌کنند. quran_en_fa And we ordained that he refused suck at first, until (His sister came up and) said: "Shall I point out to you the people of a house that will nourish and bring him up for you and be sincerely attached to him?"... و ما پیش از آن [خوردن شیر] همه زنان شیردهنده را بر او حرام کردیم [تا پستان هیچ زنی را نگیرد،] پس [خواهرش پیش آمد و] گفت: آیا می‌خواهید شما را به خانواده‌ای راهنمایی کنم که سرپرستی او را برای شما به عهده گیرند و خیرخواه او باشند؟///و ما پیش از آن [خوردن شیر] همه زنان شیردهنده را بر او حرام کردیم [تا پستان هیچ زنی را نگیرد،] پس [خواهرش پیش آمد و] گفت: آیا می‌خواهید شما را به خانواده‌ای راهنمایی کنم که سرپرستی او را برای شما به عهده گیرند و خیرخواه او باشند؟///پستان همه دایگان را از پیش بر او حرام کرده بودیم. آن زن گفت: آیا مى‌خواهید شما را به خانواده‌اى راهنمایى کنم که او را برایتان نگه دارند و نیکخواهش باشند؟///و ما شیر دایگان را از پیش بر او حرام کرده بودیم. پس [خواهرش آمد و] گفت: آیا شما را بر خانواده‌اى راهنمایى کنم که او را برایتان سرپرستى کنند و خیرخواهش باشند///و از پیش، شیر دایگان را بر او حرام گردانیده بودیم. پس [خواهرش آمد و] گفت: «آیا شما را بر خانواده‌اى راهنمایى کنم که براى شما از وى سرپرستى کنند و خیرخواه او باشند؟»///و ما [شیر] زنان شیرده را از پیش بر او ممنوع کردیم، [تا به آغوش مادر بازگردد.] پس [خواهر موسی که مأموران را در جستجوی دایه دید،] گفت: «آیا می‌خواهید شما را به خانواده‌ای راهنمایی کنم که سرپرستی او را برای شما بپذیرند و خیرخواه او باشند؟»///و ما پیش از آن، شیر هر دایه‌ای را بر او حرام کردیم، و خواهر موسی گفت: آیا مایلید که من شما را بر خانواده‌ای که دایه و پرستار این طفل شوند و در کمال محبت و مهربانی تربیت کنند رهنمایی کنم؟///و از پیش او [نوزاد] را از پذیرفتن پستانها [ی دایگان‌] باز داشتیم سپس [خواهر موسی‌] گفت آیا شما را به خانواده‌ای راهنمایی کنم که نگهداری او را برای شما بپذیرند، و خیرخواه او باشند؟///ما همه زنان شیرده را از پیش بر او حرام کردیم (تا تنها به آغوش مادر بازگردد)؛ و خواهرش (که بیتابی مأموران را برای پیدا کردن دایه مشاهده کرد) گفت: «آیا شما را به خانواده‌ای راهنمایی کنم که می‌توانند این نوزاد را برای شما کفالت کنند و خیرخواه او باشند؟!»///و حرام ساختیم بر او شیرخوارگاه‌ها را (پستانها را) از پیش پس گفت آن زن آیا راهنمائی نکنم شما را به خاندانی که پرستاریش کنند برای شما و ایشانند برای او نیک‌خواهان‌///و (ما) از پیش، شیر دایگان را بر او حرام گردانیدیم. پس (خواهرش آمد و) گفت: «آیا شما را بر (حالت) خانوداه‌ای راهنمایی کنم که برای شما او را کفالت [: و سرپرستی] کنند، در حالی‌که نصیحت‌گرانش باشند؟» quran_en_fa Thus did We restore him to his mother, that her eye might be comforted, that she might not grieve, and that she might know that the promise of Allah is true: but most of them do not understand. پس او را به مادرش برگردانیم تا خوشحال و شادمان شود و اندوه نخورد و بداند که حتما وعده خدا حق است، ولی بیشتر مردم [که محروم از بصیرت اند این حقایق را] نمی‌دانند.///پس او را به مادرش برگردانیم تا خوشحال و شادمان شود و اندوه نخورد و بداند که حتما وعده خدا حق است، ولی بیشتر مردم [که محروم از بصیرت اند این حقایق را] نمی‌دانند.///پس او را نزد مادرش برگردانیدیم تا چشمان آن زن روشن گردد و غمگین نباشد و بداند که وعده خدا حق است، ولى بیشترینشان نمى‌دانند.///پس او را به مادرش بازگرداندیم تا چشمش [بدو] روشن شود و غم نخورد و بداند که وعده‌ى خدا درست است، ولى بیشترشان نمى‌دانند///پس او را به مادرش بازگردانیدیم تا چشمش [بدو] روشن شود و غم نخورد و بداند که وعده خدا درست است، ولى بیشترشان نمى‌دانند.///پس ما او را به مادرش بازگردانیدیم تا روشنی چشم او باشد و غم نخورد و بداند که وعده‌ی الهی حق است؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.///و بدین وسیله ما موسی را به مادرش برگردانیدیم تا دیده‌اش روشن شود و حزن و اندوهش به کلی برطرف گردد و نیز به طور یقین بداند که وعده خدا حق است، لیکن اکثر آنان از این حقیقت آگاه نیستند.///سرانجام او را به مادرش بازگرداندیم تا دل و دیده‌اش [به او] روشنی یابد و غم نخورد و بداند که وعده الهی حق است، ولی بیشترینه آنان نمی‌دانند///ما او را به مادرش بازگرداندیم تا چشمش روشن شود و غمگین نباشد و بداند که وعده الهی حق است؛ ولی بیشتر آنان نمی‌دانند!///پس بازگردانیدیمش بسوی مادرش تا روشن شود چشمش بدو و اندوهگین نشود و تا بداند که وعده خدا است حق و لیکن بیشترشان نمی‌دانند///پس او را به مادرش باز گردانیدیم، تا چشمش (بدو) روشن شود و غم نخورد و تا بداند که وعده‌ی خدا بی‌گمان درست است؛ ولی بیشترشان نمی‌دانند. quran_en_fa When he reached full age, and was firmly established (in life), We bestowed on him wisdom and knowledge: for thus do We reward those who do good. چون به توانایی [جسمی و عقلی] خود رسید و رشد و کمال یافت، به او حکمت و دانش دادیم؛ و این گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم.///چون به توانایی [جسمی و عقلی] خود رسید و رشد و کمال یافت، به او حکمت و دانش دادیم؛ و این گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم.///چون به حد بلوغ رسید و برومند شد، او را فرزانگى و دانش دادیم و نیکوکاران را چنین پاداش مى‌دهیم.///و چون به رشد و کمال خویش رسید و برومند شد، به او حکمت و دانش عطا کردیم و نیکوکاران را چنین پاداش مى‌دهیم///و چون به رشد و کمال خویش رسید، به او حکمت و دانش عطا کردیم، و نیکوکاران را چنین پاداش مى‌دهیم.///چون موسی نیرومند شد و رشد و کمال یافت، به او حکمت و دانش عطا کردیم. و ما این‌گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم.///و چون موسی به سن عقل و رشد رسید و حد کمال یافت ما به او حکم نبوت و مقام علم عطا کردیم و چنین پاداش به مردم نیکوکار می‌دهیم.///و چون [موسی‌] به کمال بلوغ رسید و برومند شد، به او حکمت [/نبوت‌] و علم بخشیدیم و بدین‌سان نیکوکاران را پاداش دهیم‌///و هنگامی که (موسی) نیرومند و کامل شد، حکمت و دانش به او دادیم؛ و این گونه نیکوکاران را جزا می‌دهیم!///و هنگامی که رسید نیروی خود را و استوار شد ارزانی داشتیمش حکم و دانش را و بدینسان پاداش دهیم به نکوکاران‌///و هنگامی که به رشدهایش رسید و (به پای خود) ایستاد، به او حاکمیت و دانشی (وحیانی) دادیم. و این‌گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم. quran_en_fa And he entered the city at a time when its people were not watching: and he found there two men fighting,- one of his own religion, and the other, of his foes. Now the man of his own religion appealed to him against his foe, and Moses struck him with his fist and made an end of him. He said: "This is a work of Evil (Satan): for he is an enemy that manifestly misleads!" و [موسی] به شهر وارد شد در حالی که اهل آن [در خانه‌ها استراحت می‌کردند و از آنچه در شهر می‌گذشت] بی خبر بودند، پس دو مرد را در آنجا یافت که با هم [به قصد نابودی یکدیگر] زد و خورد می‌کردند، این یک از پیروانش، و آن دیگر از دشمنانش، آنکه از پیروانش بود از موسی بر ضد کسی که از دشمنانش بود درخواست یاری کرد، پس موسی مشتی به او زد و او را کشت، گفت: این [نزاع میان آن دو] از عمل شیطان است، قطعا او گمراه کننده و دشمنی اش آشکار است.///و [موسی] به شهر وارد شد در حالی که اهل آن [در خانه‌ها استراحت می‌کردند و از آنچه در شهر می‌گذشت] بی خبر بودند، پس دو مرد را در آنجا یافت که با هم [به قصد نابودی یکدیگر] زد و خورد می‌کردند، این یک از پیروانش، و آن دیگر از دشمنانش، آنکه از پیروانش بود از موسی بر ضد کسی که از دشمنانش بود درخواست یاری کرد، پس موسی مشتی به او زد و او را کشت، گفت: این [نزاع میان آن دو] از عمل شیطان است، قطعا او گمراه کننده و دشمنی اش آشکار است.///بى‌خبر از مردم شهر به شهر داخل شد. دو تن را دید که با هم نزاع مى‌کنند. این یک از پیروانش بود و آن یک از دشمنانش. آن که از پیروانش بود بر ضد آن دیگر که از دشمنانش بود از او یارى خواست. موسى مشتى بر او نواخت و او را کشت. گفت: این کار شیطان بود. او به آشکارا دشمنى گمراه‌کننده است.///و او در وقت سرگرمى اهل شهر، وارد آن جا شد و دو مرد را دید که زد و خورد مى‌کردند یکى از پیروان او و دیگرى از دشمنانش بود. آن کس که از پیروانش بود بر ضد کسى که دشمنش بود از وى استمداد کرد. پس موسى مشتى بر او زد و کارش را ساخت. گفت: این کار شیطان است، چ///و داخل شهر شد بى‌آنکه مردمش متوجه باشند. پس دو مرد را با هم در زد و خورد یافت: یکى، از پیروان او و دیگرى از دشمنانش [بود]. آن کس که از پیروانش بود، بر ضد کسى که دشمن وى بود، از او یارى خواست. پس موسى مشتى بدو زد و او را کشت. گفت: «این کار شیطان است، چرا که او دشمنى گمراه‌کننده [و] آشکار است.»///و موسی وارد شهر شد، در حالی که مردم بی‌خبر بودند. در آنجا به دو مرد برخورد که با یکدیگر زد و خورد می‌کردند، این یکی از طرفداران موسی و آن [دیگری] از دشمنانش بود. پس آن که از پیروان موسی بود، از او در برابر دشمنش یاری خواست. پس موسی مشتی بر [سینه‌ی] او زد که کار او را ساخت. موسی گفت: «این [درگیری شما] از کار شیطان بود. او دشمن گمراه کننده‌ی آشکاری است.»///و موسی (روزی) بی‌خبر اهل مصر به شهر در آمد، آنجا دید که دو مرد با هم به قتال مشغولند، این یک از شیعیان وی (یعنی از بنی اسرائیل) بود و آن یک از دشمنان (یعنی از فرعونیان) بود، در آن حال آن شخص شیعه از موسی دادخواهی و یاری بر علیه آن دشمن خواست، موسی مشتی سخت بر آن دشمن زد، قضا را بدان ضربت او را کشت. موسی گفت: این کار از فریب و وسوسه شیطان بود (تا این کافر ظالم را با مؤمنی به قتال برانگیخت و عاقبت به هلاکت رسید) که دشمنی شدید شیطان و گمراه ساختن آدمیان به سختی آشکار است.///و او در هنگامی که مردم شهر [سرگرم و] بی‌خبر بودند وارد شهر شد، آنگاه در آنجا دو مرد را یافت که با هم سخت ستیزه می‌کردند این یک از پیروانش، و آن یک از دشمنانش [بود]، آنگاه کسی که از پیروانش بود، در برابر کسی که از دشمنانش بود، از او یاری خواست، پس موسی مشتی به او زد که کارش ساخته شد [موسی تکان خورد و] گفت این کار شیطان بود، که او دشمن و گمراه‌کننده‌ای آشکار است‌///او به هنگامی که اهل شهر در غفلت بودند وارد شهر شد؛ ناگهان دو مرد را دید که به جنگ و نزاع مشغولند؛ یکی از پیروان او بود (و از بنی اسرائیل)، و دیگری از دشمنانش، آن که از پیروان او بود در برابر دشمنش از وی تقاضای کمک نمود؛ موسی مشت محکمی بر سینه او زد و کار او را ساخت (و بر زمین افتاد و مرد)؛ موسی گفت: «این (نزاع شما) از عمل شیطان بود، که او دشمن و گمراه‌کننده آشکاری است»///و در آمد به شهر هنگام غفلتی از مردمش پس یافت در آن دو مرد که کارزار می‌کردند این از دوستانش بود و آن از دشمنانش پس یاری جست از او آنکه از پیروانش بود بر آنکه از دشمنانش بود پس مشتی نواخت بر او موسی که کارش را ساخت گفت این از کار شیطان بود همانا او دشمنی است گمراه‌کننده‌ای آشکار///و داخل شهر شد، بر (آستانه‌ی) دمی از غفلت اهلش. پس دو مرد را یافت (که) با هم کشتار می‌کنند؛ (یکی از) این (دو مرد) از پیروانش و این (دیگری) از دشمنانش (بود). پس آن کس که از پیروانش بود، بر (ضد) کسی که از دشمنانش بود، از او یاری خواست. پس موسی مشتی پر [: محکم] بدو نواخت. پس او را (ناخواسته) کشت (و) گفت: «این (نزاع و کشتن ناخواسته) کار شیطان است، چرا که او بی‌چون دشمنی گمراه‌کننده‌‌ی آشکارگر است.» quran_en_fa He prayed: "O my Lord! I have indeed wronged my soul! Do Thou then forgive me!" So (Allah) forgave him: for He is the Oft-Forgiving, Most Merciful. گفت: پروردگارا! [از اینکه از جایگاهم درآمدم و وارد شهر شدم] به خود ستم کردم [مرا از شر دشمنانم حفظ کن] و آمرزشت را نصیب من فرما. پس خدا او را آمرزید؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.///گفت: پروردگارا! [از اینکه از جایگاهم درآمدم و وارد شهر شدم] به خود ستم کردم [مرا از شر دشمنانم حفظ کن] و آمرزشت را نصیب من فرما. پس خدا او را آمرزید؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.///گفت: اى پروردگار من، من به خود ستم کردم، مرا بیامرز. و خدایش بیامرزید. زیرا آمرزنده و مهربان است.///گفت: پروردگارا! من بر خویشتن ستم کردم، مرا ببخش! پس [خدا] از او درگذشت که او آمرزنده‌ى مهربان است///گفت: «پروردگارا، من بر خویشتن ستم کردم، مرا ببخش.» پس خدا از او درگذشت که وى آمرزنده مهربان است.///[موسی] گفت: «پروردگارا! من به خویشتن ستم کرده‌ام. پس مرا بیامرز!» پس [خداوند] او را آمرزید. به درستی که او آمرزنده‌ی مهربان است.///(آن‌گاه موسی) گفت: ای خدا، من بر خویش ستم کردم (که به این عمل خود را به فتنه فرعونیان انداختم) تو از من در گذر، خدا هم از او در گذشت که اوست بسیار آمرزنده و مهربان.///گفت پروردگارا من بر خود ستم کردم، مرا بیامرز، آنگاه [خداوند] او را آمرزید، چرا که او آمرزگار مهربان است‌///(سپس) عرض کرد: «پروردگارا! من به خویشتن ستم کردم؛ مرا ببخش!» خداوند او را بخشید، که او غفور و رحیم است!///گفت پروردگارا همانا ستم به خود نمودم پس بیامرز مرا پس آمرزید او را که او است آمرزنده مهربان‌///گفت: «پروردگارم! من بر خویشتن ستم کردم، پس برایم پوششی (از این کشتن ناخواسته) بنه.» در نتیجه خدا (هم) برای او (این جریان را) پوشید. او، بی‌گمان (هم) او، بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa He said: "O my Lord! For that Thou hast bestowed Thy Grace on me, never shall I be a help to those who sin!" گفت: پروردگارا! به خاطر قدرت و نیرویی که به من عطا کردی، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم شد.///گفت: پروردگارا! به خاطر قدرت و نیرویی که به من عطا کردی، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم شد.///گفت: اى پروردگار من، به پاس نعمتى که بر من عطا کردى هرگز پشتیبان گنهکاران نخواهم شد.///گفت: پروردگارا! به پاس نعمتى که بر من ارزانى داشتى هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم شد/// [موسى‌] گفت: «پروردگارا به پاس نعمتى که بر من ارزانى داشتى هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود.»///[سپس موسی] گفت: «پروردگارا! به خاطر [قدرت و] نعمتی که بر من ارزانی داشتی، هرگز پشتیبان تبهکاران نخواهم بود.»///موسی باز گفت: ای خدا، به شکرانه این نعمت (نیرو) که مرا عطا کردی من هم بدکاران را هرگز یاری نخواهم کرد.///گفت پروردگارا به خاطر لطفی که در حق من کردی هرگز پشتیبان گناهکاران نخواهم شد///عرض کرد: «پروردگارا! بشکرانه نعمتی که به من دادی، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود!»///گفت پروردگارا بدانچه به من ارزانی داشتی هرگز نشوم پشتیبان گنهکاران‌///(موسی) گفت: «پروردگارم! به پاس نعمتی که بر من ارزانی داشتی هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود.» quran_en_fa So he saw the morning in the city, looking about, in a state of fear, when behold, the man who had, the day before, sought his help called aloud for his help (again). Moses said to him: "Thou art truly, it is clear, a quarrelsome fellow!" پس [موسی آن شب را] در آن شهر با حالت بیم و نگرانی صبح کرد، در حالی که [آثار و عواقب حادثه اتفاق افتاده را] انتظار می‌کشید؛ پس ناگهان دید آنکه دیروز از او یاری خواسته بود، دوباره وی را به فریادرسی می‌خواند، [موسی به او] گفت: همانا تو گمراهی آشکار هستی، [و گمراهیت از اینکه بدون قدرت و نیرو با فرعونیان به زد و خورد می‌پردازی، پیداست.]///پس [موسی آن شب را] در آن شهر با حالت بیم و نگرانی صبح کرد، در حالی که [آثار و عواقب حادثه اتفاق افتاده را] انتظار می‌کشید؛ پس ناگهان دید آنکه دیروز از او یاری خواسته بود، دوباره وی را به فریادرسی می‌خواند، [موسی به او] گفت: همانا تو گمراهی آشکار هستی، [و گمراهیت از اینکه بدون قدرت و نیرو با فرعونیان به زد و خورد می‌پردازی، پیداست.]///دیگر روز در شهر ترسان و چشم بر راه حادثه مى‌گردید. مردى که دیروز از او مدد خواسته بود باز هم از او مدد خواست. موسى به او گفت: تو به آشکارا گمراه هستى.///او در شهر، ترسان و نگران [از تعقیب، آن شب را] صبح کرد. ناگهان [دید] همان کسى که دیروز از وى استمداد کرده بود باز هم به فریاد از وى مدد مى‌خواهد. موسى به او گفت: به راستى که تو آشکارا [ماجراجو و] گمراهى///صبحگاهان در شهر، بیمناک و در انتظار [حادثه‌اى‌] بود. ناگاه همان کسى که دیروز از وى یارى خواسته بود [باز] با فریاد از او یارى خواست. موسى به او گفت: «به راستى که تو آشکارا گمراهى.»///[موسی، آن شب را] در شهر نگران و ترسان صبح کرد. ناگهان [دید] همان کسی که دیروز از او یاری خواسته بود، [دوباره] وى را به فریادرسى مى‌خواند! [به او] گفت: «به راستی که تو در گمراهی آشکاری هستی! [چرا که بدون قدرت و نیرو، با فرعونیان به زد و خورد مى‌پردازى.]»///موسی (پس از کشته شدن قبطی و نجات سبطی) از توقف به شهر مصر بیمناک شد و مراقب دشمن بود، ناگاه همان کس که روز گذشته از او یاری جسته بود باز او را به داد خواهی خواند. موسی به او گفت: پیداست تو سخت گمراهی!///سپس ترسان و نگران در شهر می‌گشت، ناگهان همان کسی که دیروز از او یاری خواسته بود، باز از او فریادرسی خواست موسی [برآشفت و] به او گفت تو واقعا ندانم‌کاری‌///موسی در شهر ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه‌ای (و در جستجوی اخبار)؛ ناگهان دید همان کسی که دیروز از او یاری طلبیده بود فریاد می‌زند و از او کمک می‌خواهد، موسی به او گفت: «تو آشکارا انسان (ماجراجو و) گمراهی هستی!»///پس بامداد کرد در شهر هراسانی چشم به راه ناگهان آنی که یاریش کرده بود دیروز به یاریش می‌طلبید گفت بدو موسی توئی همانا گمراهی آشکار///پس در شهر به حال بیم و هراس در انتظار (لطفی ربانی) بود، که ناگهان (دید) همان کس که دیروز از وی یاری خواسته بود (باز) فریادکنان از او یاری می‌خواهد. موسی بدو گفت: «همانا تو بی چون نادان بس مفسده‌جوی آشکارگری.» quran_en_fa Then, when he decided to lay hold of the man who was an enemy to both of them, that man said: "O Moses! Is it thy intention to slay me as thou slewest a man yesterday? Thy intention is none other than to become a powerful violent man in the land, and not to be one who sets things right!" هنگامی که خواست با کسی که دشمن هر دوی آنان بود به سختی برخورد کند [و از آن بنی اسرائیلی مظلوم دفاع نماید، مرد ستمدیده با ارزیابی اشتباهش در حق موسی به تصور آنکه موسی قصد وی را دارد] گفت: ای موسی! آیا می‌خواهی مرا بکشی چنان که دیروز یک نفر را کشتی؟ تو می‌خواهی در این سرزمین فقط یاغی و سرکش باشی، ونمی خواهی از مصلحان به شمار آیی!///هنگامی که خواست با کسی که دشمن هر دوی آنان بود به سختی برخورد کند [و از آن بنی اسرائیلی مظلوم دفاع نماید، مرد ستمدیده با ارزیابی اشتباهش در حق موسی به تصور آنکه موسی قصد وی را دارد] گفت: ای موسی! آیا می‌خواهی مرا بکشی چنان که دیروز یک نفر را کشتی؟ تو می‌خواهی در این سرزمین فقط یاغی و سرکش باشی، ونمی خواهی از مصلحان به شمار آیی!///چون خواست مردى را که دشمن هر دو آنها بود بزند، گفت: اى موسى، آیا مى‌خواهى همچنان که دیروز یکى را کشتى مرا نیز بکشى؟ تو مى‌خواهى که در این سرزمین جبارى باشى و نمى‌خواهى که از مصلحان باشى.///و چون خواست به سوى آن که دشمن هر دوشان بود حمله‌ور شود، گفت: اى موسى! آیا مى‌خواهى مرا بکشى، چنان که دیروز یکى را کشتى؟ تو مى‌خواهى در [این سر] زمین فقط گردنکشى کنى و نمى‌خواهى از اصلاحگران باشى///و چون خواست به سوى آنکه دشمن هر دوشان بود حمله آورد، گفت: «اى موسى، آیا مى‌خواهى مرا بکشى چنانکه دیروز شخصى را کشتى؟ تو مى‌خواهى در این سرزمین فقط زورگو باشى، و نمى‌خواهى از اصلاحگران باشى.»///پس چون [موسى] خواست با آن کسى که دشمن هر دوى آنها بود، به سختى برخورد کند، گفت: «اى موسى! آیا مى‌خواهى مرا [هم] به قتل برسانى؟ همان‌گونه که دیروز یک نفر را کشتى؟! تو جز زورگویى در روى زمین هدفى ندارى، و نمى‌خواهى که از مصلحان باشى.»///و چون خواست دست به قبطی دشمن دراز کند (قبطی) فریاد کرد: ای موسی مرا هم می‌خواهی مانند شخص دیروز به قتل رسانی؟ معلوم است که تو در این سرزمین قصدی جز گردنکشی و جباری نداری و هیچ نخواهی مشفق و مصلح باشی.///و چون خواست به کسی که دشمن هردوشان بود حمله برد، گفت ای موسی می‌خواهی مرا بکشی همانطور که دیروز کسی را کشتی، نمی‌خواهی مگر اینکه زورگوی ستمگری در این سرزمین باشی، و نمی‌خواهی از نیکوکاران باشی‌///و هنگامی که خواست با کسی که دشمن هر دوی آنها بود درگیر شود و با قدرت مانع او گردد، (فریادش بلند شد،) گفت: «ای موسی می‌خواهی! مرا بکشی همان گونه که دیروز انسانی را کشتی؟! تو فقط می‌خواهی جباری در روی زمین باشی، و نمی‌خواهی از مصلحان باشی!»///پس گاهی که خواست خشم آرد بدانکه او دشمن هر دو بود گفت ای موسی آیا خواهی مرا کشی چنانکه کشتی تنی را دیروز تو همانا نخواهی جز آنکه ستمگری باشی در زمین و نخواهی که باشی از اصلاح‌کنندگان‌///پس چون خواست به آن‌که دشمن هر دوشان بود حمله برد، (فرد فرعونی) گفت: «موسی! آیا می‌خواهی مرا بکشی چنان که دیروز شخصی را کشتی‌؟ تو نمی‌خواهی در این سرزمین جز زورگویی بوده و نمی‌خواهی از اصلاحگران باشی.» quran_en_fa And there came a man, running, from the furthest end of the City. He said: "O Moses! the Chiefs are taking counsel together about thee, to slay thee: so get thee away, for I do give thee sincere advice." و مردی از دورترین [نقطه] شهر شتابان آمد [و] گفت: ای موسی! اشراف و سران [فرعونی] درباره تو مشورت می‌کنند که تو را بکشند! بنابراین [از این شهر] بیرون برو که یقینا من از خیرخواهان توام.///و مردی از دورترین [نقطه] شهر شتابان آمد [و] گفت: ای موسی! اشراف و سران [فرعونی] درباره تو مشورت می‌کنند که تو را بکشند! بنابراین [از این شهر] بیرون برو که یقینا من از خیرخواهان توام.///مردى از دور دست شهر دوان آمد و گفت: اى موسى، مهتران شهر در باره تو رأى مى‌زنند تا بکشندت. بیرون برو. من خیرخواه تو هستم.///و از دور دست شهر مردى شتابان بیامد و گفت: اى موسى! سران قوم در مورد کشتن تو به مشورت نشسته‌اند، پس از شهر خارج شو که من از خیرخواهان تو هستم///و از دورافتاده‌ترین [نقطه‌] شهر، مردى دوان دوان آمد [و] گفت: «اى موسى، سران قوم در باره تو مشورت مى‌کنند تا تو را بکشند. پس [از شهر] خارج شو. من جدا از خیرخواهان توام.»///[در این هنگام] مردى از دورترین نقطه‌ی شهر [که مرکز استقرار فرعونیان بود،] شتابان آمد و گفت: «اى موسى! سران قوم در مورد کشتن تو به مشورت نشسته‌اند، پس [زود از شهر] بیرون برو، که من از خیرخواهان و دلسوزان توام.»///و در این حال مردی (مؤمن) از دورترین نقاط شهر مصر شتابان آمد و گفت: ای موسی رجال دربار فرعون در کار تو شورا می‌کنند که تو را به قتل رسانند، به زودی از شهر بیرون گریز، که من درباره تو بسیار مشفق و مهربانم.///و مردی از دورترین نقطه شهر شتابان آمد [و] گفت ای موسی بدان که بزرگان درباره‌ات همرأی شده‌اند که تو را بکشند [از این شهر] بیرون برو که من از خیرخواهان توام‌///(در این هنگام) مردی با سرعت از دورترین نقطه شهر [= مرکز فرعونیان‌] آمد و گفت: «ای موسی! این جمعیت برای کشتن تو به مشورت نشسته‌اند؛ فورا از شهر خارج شو، که من از خیرخواهان توام!»///و آمد مردی از پایان شهر می‌دوید گفت ای موسی همانا مردم در اندیشه تواند که بکشندت پس برون شو همانا منم تو را از اندرزگویان‌///و از دور افتاده‌ترین نقطه‌ی شهر، مردی دوان دوان آمد (و) گفت: «ای موسی! سران قوم درباره‌ی تو از یکدیگر نظرخواهی می‌کنند تا تو را بکشند، پس (از شهر) برون شو. همانا من برایت از نصیحت‌گرانم.» quran_en_fa He therefore got away therefrom, looking about, in a state of fear. He prayed "O my Lord! save me from people given to wrong-doing." پس موسی ترسان و نگران در حالی که [حوادث تلخی را] انتظار می‌کشید از شهر بیرون رفت، [در آن حال] گفت: پروردگارا! مرا از این مردم ستمکار نجات بده.///پس موسی ترسان و نگران در حالی که [حوادث تلخی را] انتظار می‌کشید از شهر بیرون رفت، [در آن حال] گفت: پروردگارا! مرا از این مردم ستمکار نجات بده.///ترسان و نگران از شهر بیرون شد. گفت: اى پروردگار من، مرا از ستمکاران رهایى بخش.///پس ترسان و نگران از آن [شهر] بیرون شد و گفت: اى پروردگار من! مرا از قوم ستمکار رهایى بخش///موسى ترسان و نگران از آنجا بیرون رفت [در حالى که مى‌] گفت: «پروردگارا، مرا از گروه ستمکاران نجات بخش.»///پس [موسى] از آن [شهر] بیرون رفت، در حالى که نگران و ترسان بود. گفت: «پروردگارا! مرا از [دست] این گروه ستمگر نجات بده!»///موسی از شهر مصر با حال ترس و نگرانی و مراقبت از دشمن بیرون رفت، گفت: بار الها، مرا از شر (این) قوم ستمکار نجات ده.///آنگاه [موسی‌] از آنجا ترسان و نگران بیرون شد و گفت پروردگارا مرا از قوم ستمکار نجات بده‌///موسی از شهر خارج شد در حالی که ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه‌ای؛ عرض کرد: «پروردگارا! مرا از این قوم ظالم رهایی بخش!»///پس برون رفت از آن هراسانی چشم به راه گفت پروردگارا نجاتم ده از گروه ستمگران‌///پس (موسی) ترسان و نگران از آن جایگاه (بی‌سامان، بی‌امان) به انتظار (نصرت ربانی) برون رفت (و) گفت: «پروردگارم! مرا از گروه ستمکاران نجات بخش.» quran_en_fa Then, when he turned his face towards (the land of) Madyan, he said: "I do hope that my Lord will show me the smooth and straight Path." هنگامی که به سوی مدین روی آورد، گفت: امید است پروردگارم مرا به راه راست [که انسان را به نتیجه مطلوب می‌رساند] راهنمایی کند.///هنگامی که به سوی مدین روی آورد، گفت: امید است پروردگارم مرا به راه راست [که انسان را به نتیجه مطلوب می‌رساند] راهنمایی کند.///چون به جانب مدین روان شد، گفت: شاید پروردگار من مرا به راه راست رهبرى کند.///و چون به جانب شهر مدین روى نهاد گفت: امید است پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند///و چون به سوى [شهر] مدین رو نهاد [با خود] گفت: «امید است پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند.»///و چون [موسى] به سوى مدین روى نهاد، گفت: «امید است که پروردگارم مرا به راه راست هدایت فرماید.»///و چون رو به جانب شهر مدین آورد، با خود گفت: امید است که خدا مرا به راه‌مستقیم هدایت فرماید.///و چون رو به سوی مدین نهاد، گفت باشد که پروردگارم مرا به راه راست راهنمایی کند///و هنگامی که متوجه جانب مدین شد گفت: «امیدوارم پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند!»///و هنگامی که روی آورد بسوی مدین گفت امید است پروردگار من رهبریم کند به راه راست‌///و هنگامی که سوی (شهر) مدین روی نهاد (با خود) گفت: «امید است پروردگارم مرا به میانه‌ی راه راهوار هدایت کند.» quran_en_fa And when he arrived at the watering (place) in Madyan, he found there a group of men watering (their flocks), and besides them he found two women who were keeping back (their flocks). He said: "What is the matter with you?" They said: "We cannot water (our flocks) until the shepherds take back (their flocks): And our father is a very old man." هنگامی که به آب مدین رسید، گروهی از مردم را بر آن یافت که دام هایشان را آب می‌دادند، و غیر آنان دو زن را دید که [دام هایشان را از رفتن به سوی آب] بازمی دارند؛ گفت: چه چیزی شما را بر بازداشتن [گوسفندان] وامی دارد؟ گفتند: ما [این دام هایمان را] آب نمی‌دهیم تا [این] شبانان [دام هایشان را] برگردانند و پدر ما پیری کهنسال است [به این علت از انجام این کار معذور است.]///هنگامی که به آب مدین رسید، گروهی از مردم را بر آن یافت که دام هایشان را آب می‌دادند، و غیر آنان دو زن را دید که [دام هایشان را از رفتن به سوی آب] بازمی دارند؛ گفت: چه چیزی شما را بر بازداشتن [گوسفندان] وامی دارد؟ گفتند: ما [این دام هایمان را] آب نمی‌دهیم تا [این] شبانان [دام هایشان را] برگردانند و پدر ما پیری کهنسال است [به این علت از انجام این کار معذور است.]///چون به آب مدین رسید، گروهى از مردم را دید که چارپایان خود را آب مى‌دهند و پشت سرشان دو زن را دید که گوسفندان خود را باز مى‌رانند. گفت: شما چه مى‌کنید؟ گفتند: ما آب نمى‌دهیم تا آنگاه که چوپانان باز گردند، که پدر ما پیرى بزرگوار است.///و چون به آب مدین رسید، گروهى از مردم را بر [گرد] آن یافت که [دام‌هاى خود را] آب مى‌دادند، و پشت سرشان دو زن را یافت که [گوسفندان خود را] از آب باز مى‌دارند. گفت: کار شما چیست؟ گفتند: [ما به گوسفندان خود] آب نمى‌دهیم تا شبانان [گوسفندانشان را] بازگردا///و چون به آب مدین رسید، گروهى از مردم را بر آن یافت که [دامهاى خود را] آب مى‌دادند، و پشت سرشان دو زن را یافت که [گوسفندان خود را] دور مى‌کردند. [موسى‌] گفت: «منظورتان [از این کار] چیست؟» گفتند: «[ما به گوسفندان خود] آب نمى‌دهیم تا شبانان [همگى گوسفندانشان را] برگردانند، و پدر ما پیرى سالخورده است.»///و چون موسى به [چاه] آب مدین رسید، گروهى از مردم را در اطراف آن دید که به سیراب کردن [چهارپایان خویش] مشغولند و در کنار آنان، دو زن را دید که [دام‌های خود را از رفتن به سوى آب] دور مى‌داشتند. [موسى به آنان] گفت: «منظور شما [از این کناره‌گیرى] چیست؟» گفتند: «ما [گوسفندان خود را] آب نمى‌دهیم تا این که همه‌ى چوپانان [دام‌هایشان را] برگردانند و [حضور ما در این‌جا براى آن است که] پدر ما پیرمردى کهن‌سال است.»///و چون بر سر چاه آبی حوالی شهر مدین رسید آنجا جماعتی را دید که (حشم و گوسفندانشان را) سیراب می‌کردند و دو زن را یافت که دور از مردان در کناری به جمع آوری و منع اختلاط گوسفندانشان مشغول بودند. موسی گفت: شما اینجا چه می‌کنید و کار مهمتان چیست؟ آن دو زن پاسخ دادند که ما گوسفندان خود را سیراب نمی‌کنیم تا مردان گوسفندانشان را سیراب کرده باز گردند و پدر ما شیخی سالخورده و فرتوت است (و مرد دیگری نداریم، ناچار ما را به شبانی گوسفندان فرستاده است).///و چون به آبشخور مدین رسید، پیرامون آن گروهی از مردم را یافت که [اغنام خویش را] آب می‌دادند، و از پس ایشان دو زن که [چارپایان خود را] جمع و جور می‌کردند [موسی‌] گفت کار و بار شما چیست؟ گفتند ما [به چارپایان خود] آب نمی‌دهیم تا آنکه شبانان [چارپایان خود را از آبشخور] بازگردانند، و پدر ما پیری فرتوت است‌///و هنگامی که به (چاه) آب مدین رسید، گروهی از مردم را در آنجا دید که چهارپایان خود را سیراب می‌کنند؛ و در کنار آنان دو زن را دید که مراقب گوسفندان خویشند (و به چاه نزدیک نمی‌شوند؛ موسی) به آن دو گفت: «کار شما چیست؟ (چرا گوسفندان خود را آب نمی‌دهید؟!)» گفتند: «ما آنها را آب نمی‌دهیم تا چوپانها همگی خارج شوند؛ و پدر ما پیرمرد کهنسالی است (و قادر بر این کارها نیست.)!»///و هنگامی که وارد شد بر آب مدین یافت بر آن گروهی را از مردم که آب می‌دادند و یافت نزدیک ایشان دو زن که بازمی‌داشتند (گوسفندان را از گریختن) گفت چیست کار شما گفتند ما آب ندهیم تا بازآیند شبانان (سیراب کنند) و پدر ما پیری هست فرتوت‌///و چون به آب‌گاه مدین وارد شد، گروهی از مردم را بر آن یافت، (که دام‌های خود را) آب می‌دهند و پشت سرشان دو زن را یافت که (مردان را) از (اطراف) خود دور می‌کنند. (موسی به آنان) گفت: «کار مهمتان چیست‌؟» گفتند: «ما (به‌ناچار) به گوسفندان خود آب نمی‌دهیم تا شبانان (همه‌ی گوسفندانشان را) برگردانند. و پدرمان پیری سالخورده است.» quran_en_fa So he watered (their flocks) for them; then he turned back to the shade, and said:"O my Lord! truly am I in (desperate) need of any good that Thou dost send me!" پس [موسی] دام هایشان را [به جهت کمک کردن به آن دو] آب داد، سپس به سوی سایه برگشت و گفت: پروردگارا! به آنچه از خیر بر من نازل می‌کنی، نیازمندم.///پس [موسی] دام هایشان را [به جهت کمک کردن به آن دو] آب داد، سپس به سوی سایه برگشت و گفت: پروردگارا! به آنچه از خیر بر من نازل می‌کنی، نیازمندم.///گوسفندانشان را آب داد. سپس به سایه بازگشت و گفت: اى پروردگار من، من به آن نعمتى که برایم مى‌فرستى نیازمندم.///پس براى آن دو [گوسفندانشان را] براى آن دو آب داد، آن‌گاه به سوى سایه برگشت و گفت: پروردگارا! من به هر [رزق و] خیرى که برایم بفرستى سخت نیازمندم///پس براى آن دو، [گوسفندان را] آب داد، آنگاه به سوى سایه برگشت و گفت: «پروردگارا، من به هر خیرى که سویم بفرستى سخت نیازمندم.»///پس [موسى گوسفندانشان را] براى آنان آب داد، سپس رو به سوى سایه آورد و گفت: «پروردگارا! من به هر خیرى که تو بر من بفرستى، نیازمندم.»///موسی گوسفندانشان را سیراب کرد و (با حالی خسته) رو به سایه درختی آورد و گفت: بار الها، من به خیری (یعنی زندگانی و قوت و غذایی) که تو (از خوان کرمت) نازل فرمایی محتاجم.///سپس برای آنها [چارپایانشان را] آب داد، آنگاه رو به سایه آورد، و گفت پروردگارا من به هر خیری که برایم بفرستی نیازمندم‌///موسی برای (گوسفندان) آن دو آب کشید؛ سپس رو به سایه آورد و عرض کرد: «پروردگارا! هر خیر و نیکی بر من فرستی، به آن نیازمندم!»///پس سیراب کرد برای ایشان سپس بازگشت بسوی سایه و گفت پروردگارا همانا منم بدانچه فرستی به سویم از خیر نیازمند///پس برای آن دو، (گوسفندانشان را) آب داد. سپس سوی سایه برگشت. پس گفت: «پروردگارم! به‌راستی من برای خیری که سویم فرستادی نیازمندم.» quran_en_fa Afterwards one of the (damsels) came (back) to him, walking bashfully. She said: "My father invites thee that he may reward thee for having watered (our flocks) for us." So when he came to him and narrated the story, he said: "Fear thou not: (well) hast thou escaped from unjust people." پس یکی از آن دو [زن] در حالی که با حالت شرم و حیا گام برمی داشت، نزد او آمد [و] گفت: پدرم تو را می‌طلبد تا پاداش اینکه [دام‌های] ما را آب دادی به تو بدهد. چون نزد او آمد و داستانش را بیان کرد، گفت: دیگر نترس که از آن گروه ستمکار نجات یافتی.///پس یکی از آن دو [زن] در حالی که با حالت شرم و حیا گام برمی داشت، نزد او آمد [و] گفت: پدرم تو را می‌طلبد تا پاداش اینکه [دام‌های] ما را آب دادی به تو بدهد. چون نزد او آمد و داستانش را بیان کرد، گفت: دیگر نترس که از آن گروه ستمکار نجات یافتی.///یکى از آن دو زن که به آزرم راه مى‌رفت نزد او آمد و گفت: پدرم تو را مى‌خواند تا مزد آب‌دادنت را بدهد. چون نزد او آمد و سرگذشت خویش بگفت، گفت: مترس، که تو از مردم ستمکاره نجات یافته‌اى.///پس یکى از آن دو در حالى که از روى حیا گام برمى‌داشت نزد وى آمد و گفت: پدرم تو را مى‌طلبد تا پاداش آن که براى ما آب دادى به تو بپردازد. و چون موسى نزد وى آمد و سرگذشت خود را بر او حکایت کرد، گفت: مترس که از گروه ستمکاران نجات یافتى///پس یکى از آن دو زن -در حالى که به آزرم گام بر مى‌داشت- نزد وى آمد [و] گفت: «پدرم تو را مى‌طلبد تا تو را به پاداش آب‌دادن [گوسفندان‌] براى ما، مزد دهد.» و چون [موسى‌] نزد او آمد و سرگذشت [خود] را بر او حکایت کرد، [وى‌] گفت: «مترس که از گروه ستمگران نجات یافتى.»///پس [چیزى نگذشت که] یکى از آن دو [زن] در حالى که با حیا و عفت، راه مى‌رفت، نزد او آمد و گفت: «پدرم از تو دعوت مى‌کند تا مزد این که براى ما [دام‌هایمان را] آب دادى، به تو بپردازد.» پس همین که موسى به نزد او آمد و سرگذشت خود را براى او بازگو کرد، شعیب گفت: «نترس! تو از گروه ستمگران نجات یافتى!»///(موسی هنوز لب از دعا نبسته بود که دید) یکی از آن دو دختر که با کمال (و قار و) حیا راه می‌رفت باز آمد و گفت: پدرم از تو دعوت می‌کند تا در عوض سقایت و سیراب کردن گوسفندان ما به تو پاداشی دهد. چون موسی نزد او (یعنی شعیب پدر آن دختر) رسید و سرگذشت خود را بر او حکایت کرد (شعیب) گفت: اینک هیچ مترس که از شر قوم ستمکار نجات یافتی.///سپس یکی از آن دو، در حالی که با شرم و آزرم گام برمی‌داشت، به نزد او آمد و گفت پدرم شما را دعوت کرده است که پاداش آبدهی‌ات را برای [چارپایان‌] ما به شما بدهد، و چون [موسی‌] به نزد او آمد و برای او داستانش را بیان کرد، [شعیب‌] گفت مترس که از قوم ستمکار نجات یافتی‌///ناگهان یکی از آن دو (زن) به سراغ او آمد در حالی که با نهایت حیا گام برمی‌داشت، گفت: «پدرم از تو دعوت می‌کند تا مزد آب دادن (به گوسفندان) را که برای ما انجام دادی به تو بپردازد.» هنگامی که موسی نزد او [= شعیب‌] آمد و سرگذشت خود را شرح داد، گفت: «نترس، از قوم ظالم نجات یافتی!»///پس بیامدش یکی از آن دو زن که می‌آمد (که روان بود) بر آزرمی گفت همانا پدرم تو را می‌خواند تا بپردازدت مزد آنچه را آب دادی برای ما پس گاهی که بر او درآمد و خواند بر او داستانها را گفت بیم مدار رها شدی از گروه ستمگران‌///پس یکی از آن دو زن - حال آنکه به آزرم گام بر می‌داشت - نزد وی آمد (و) گفت: «پدرم تو را می‌طلبد تا تو را به پاداش آب دادن (گوسفندان) برایمان، مزد دهد.» پس چون (موسی) نزدش آمد و سرگذشت‌ها (ی خود) را بر او حکایت کرد، (وی) گفت: «مترس (که) از گروه ستمگران نجات یافتی.» quran_en_fa Said one of the (damsels): "O my (dear) father! engage him on wages: truly the best of men for thee to employ is the (man) who is strong and trusty".... یکی از آن دو زن گفت: ای پدر! او را استخدام کن؛ زیرا بهترین کسی که استخدام می‌کنی آن کسی است که نیرومند و امین باشد [و او دارای این صفات است.]///یکی از آن دو زن گفت: ای پدر! او را استخدام کن؛ زیرا بهترین کسی که استخدام می‌کنی آن کسی است که نیرومند و امین باشد [و او دارای این صفات است.]///یکى از آن دو گفت: اى پدر، اجیرش کن، که اگر چنین کنى بهترین مرد نیرومند امینى است که اجیر کرده‌اى.///یکى از آن دو دختر گفت: اى پدر! او را استخدام کن همانا بهترین کسى که استخدام مى‌کنى، کسى است که نیرومند و امین است///یکى از آن دو [دختر] گفت: «اى پدر، او را استخدام کن، چرا که بهترین کسى است که استخدام مى‌کنى: هم نیرومند [و هم‌] در خور اعتماد است.»///یکى از آن دو [دختر] گفت: «اى پدر! او را استخدام کن، زیرا بهترین کسى که [مى‌توانى] استخدام کنى، شخص توانا و امین است.»///یکی از آن دو دختر (صفورا) گفت: ای پدر این مرد را (که به شجاعت و امانت آراسته است) به خدمت خود اجیر کن که بهتر کسی که باید به خدمت برگزینی کسی است که توانا و امین باشد.///یکی از آن دو [دختر] گفت پدرجان او را [با دستمزد] به کار گیر که او بهترین کسی است که می‌توانی به کار بگیری، هم تواناست و هم درستکار///یکی از آن دو (دختر) گفت: «پدرم! او را استخدام کن، زیرا بهترین کسی را که می‌توانی استخدام کنی آن کسی است که قوی و امین باشد (و او همین مرد است)!»///گفت یکی از آن دو زن ای پدر مزدورش گیر که بهترین آنان که مزدور گیری نیرومندی است امین‌///یکی از آن دو (زن) گفت: «پدرم! او را به کاری برگمار، که بی‌گمان بهترین کس را به کارگری گرفتی؛ (او) نیرومند (و) در خور اعتماد است.» quran_en_fa He said: "I intend to wed one of these my daughters to thee, on condition that thou serve me for eight years; but if thou complete ten years, it will be (grace) from thee. But I intend not to place thee under a difficulty: thou wilt find me, indeed, if Allah wills, one of the righteous." گفت: می‌خواهم یکی از این دو دخترم را به نکاح تو درآورم به شرط آنکه هشت سال اجیر من باشی، و اگر ده سال را تمام کردی، اختیارش با خود توست [و ربطی به اصل قرار داد ندارد]، و من نمی‌خواهم بر تو سخت گیرم، و به خواست خدا مرا از شایستگان خواهی یافت.///گفت: می‌خواهم یکی از این دو دخترم را به نکاح تو درآورم به شرط آنکه هشت سال اجیر من باشی، و اگر ده سال را تمام کردی، اختیارش با خود توست [و ربطی به اصل قرار داد ندارد]، و من نمی‌خواهم بر تو سخت گیرم، و به خواست خدا مرا از شایستگان خواهی یافت.///گفت: مى‌خواهم یکى از این دو دخترم را زن تو کنم به شرط آنکه هشت سال مزدور من باشى. و اگر ده سال را تمام کنى، خود خدمتى است و من نمى‌خواهم که تو را به مشقت افکنم. ان شاء الله مرا از صالحان خواهى یافت.///[شعیب‌] گفت: من مى‌خواهم یکى از این دو دختران خود را به نکاح تو در آورم، به این شرط که هشت سال براى من کار کنى، و اگر ده سال را به پایان رسانى [اختیار] از جانب توست، و نمى‌خواهم بر تو سخت بگیرم، و مرا اگر خدا بخواهد از صالحان خواهى یافت/// [شعیب‌] گفت: «من مى‌خواهم یکى از این دو دختر خود را [که مشاهده مى‌کنى‌] به نکاح تو در آورم، به این [شرط] که هشت سال براى من کار کنى، و اگر ده سال را تمام گردانى اختیار با تو است، و نمى‌خواهم بر تو سخت گیرم، و مرا ان شاء الله از درستکاران خواهى یافت.»///[شعیب به موسى] گفت: «من قصد دارم یکى از این دو دخترم را به همسرى تو درآورم، بر این [شرط] که هشت سال براى من کار کنى و اگر آن به ده سال تمام کردى، [به خواست و] از ناحیه‌ی خودتوست و من نمى‌خواهم بر تو سخت بگیرم. به زودى به خواست خداوند، مرا از صالحان خواهى یافت.»///شعیب (به موسی) گفت: من اراده آن دارم که یکی از این دو دخترم را به نکاح تو در آورم بر این مهر که هشت سال خدمت من کنی و اگر ده سال تمام کنی (آن دو سال) به میل و اختیار تو، و من (در این نکاح) رنج بر تو نمی‌خواهم نهاد، ان شاء الله مرا شخص شایسته (این خدمت) خواهی یافت.///[شعیب به موسی‌] گفت من می‌خواهم یکی از این دو دخترم را به همسری تو درآورم، در قبال اینکه [به جای کابین‌] هشت سال برای من کار کنی، و اگر آن را به ده سال پایان دادی، میل خودت است، ولی من نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم، که مرا، اگر خدا بخواهد، از درستکاران خواهی یافت‌///(شعیب) گفت: «من می‌خواهم یکی از این دو دخترم را به همسری تو درآورم به این شرط که هشت سال برای من کار کنی؛ و اگر آن را تا ده سال افزایش دهی، محبتی از ناحیه توست؛ من نمی‌خواهم کار سنگینی بر دوش تو بگذارم؛ و ان شاء الله مرا از صالحان خواهی یافت»///گفت همانا خواهم که همسر تو گردانم یکی از دخترانم را اینان بر آنکه مزدورم باشی هشت سال و اگر ده سال را به پایان آوردی پس از نزد تو است و نخواهم سختی بر تو آرم زود است بیابی مرا اگر خدا خواهد از شایستگان‌///(شعیب) گفت: «من همی خواهم که تو را به نکاح یکی از این دو دختر خود در آورم، بر این (شرط) که هشت سال برایم اجیر شوی، پس اگر ده سال را تمام گردانی از نزد (خود) تو است و نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم. زودا (که) مرا – اگر خدا بخواهد - از شایستگان بیابی.» quran_en_fa He said: "Be that (the agreement) between me and thee: whichever of the two terms I fulfil, let there be no ill-will to me. Be Allah a witness to what we say." [موسی] گفت: این قرارداد میان من و تو باشد، هر یک از این دو مدت را به پایان برم هیچ تعدی و ستمی بر من نیست، و خدا بر آنچه می‌گوییم، نگهبان و وکیل است.///[موسی] گفت: این قرارداد میان من و تو باشد، هر یک از این دو مدت را به پایان برم هیچ تعدی و ستمی بر من نیست، و خدا بر آنچه می‌گوییم، نگهبان و وکیل است.///گفت: این است پیمان میان من و تو. هر یک از دو مدت را که سپرى سازم بر من ستمى نخواهد رفت و خدا بر آنچه مى‌گوییم وکیل است.///[موسى پذیرفت و] گفت: این [قرارداد] میان من و تو باشد که هر یک از دو مدت را به انجام رسانیدم بر من تعدى و تحمیلى نباشد و خدا بر آنچه مى‌گوییم و کیل است/// [موسى‌] گفت: «این [قرار داد] میان من و تو باشد که هر یک از دو مدت را به انجام رسانیدم، بر من تعدى [روا] نباشد، و خدا بر آنچه مى‌گوییم وکیل است.»///[موسى پیشنهاد شعیب را پذیرفت و] گفت: «این [قراردادی] میان من و تو [باشد. البته] هر کدام از دو مدت را که به انجام رساندم، ستمى بر من نخواهد بود، [و من در انتخاب آن آزادم]! و خداوند برآنچه ما مى‌گوییم، [گواه و] وکیل است.»///موسی گفت: این عهد میان من و توست هر کدام از دو مدت را (در خدمت) به انجام رسانم بر من ستمی نباشد (و نباید باز خواست شوم) و خدا بر این قول (و عهد) ما وکیل است.///[موسی‌] گفت این بین من و بین شما باشد که هر کدام از دو مدت را به سر بردم، از من زیاده‌خواهی نشود، و خداوند بر آنچه می‌گوییم ضامن [و شاهد] ماست‌///(موسی) گفت: «(مانعی ندارد،) این قراردادی میان من و تو باشد؛ البته هر کدام از این دو مدت را انجام دهم ستمی بر من نخواهد بود (و من در انتخاب آن آزادم)! و خدا بر آنچه ما می‌گوییم گواه است!»///گفت این میان من و تو است که هر یک از دو سرآمد را به پایان آوردم نباشد ستمی بر من و خدا است بر آنچه گوئیم وکیل‌///(موسی) گفت: «این (قرار داد) میان من و تو است، (که) هر یک از دو مدت را به انجام رسانیدم، پس بر من هرگز تجاوزی نیست و خدا بر آنچه می‌گوییم وکیل است.» quran_en_fa Now when Moses had fulfilled the term, and was travelling with his family, he perceived a fire in the direction of Mount Tur. He said to his family: "Tarry ye; I perceive a fire; I hope to bring you from there some information, or a burning firebrand, that ye may warm yourselves." چون موسی آن مدت را به پایان برد و با خانواده‌اش رهسپار [مصر] شد، از جانب طور آتشی دید، به خانواده‌اش گفت: درنگ کنید که من آتشی دیدم، [می روم] شاید خبری از آن برای شما بیاورم یا پاره‌ای از آتش را می‌آورم تا گرم شوید.///چون موسی آن مدت را به پایان برد و با خانواده‌اش رهسپار [مصر] شد، از جانب طور آتشی دید، به خانواده‌اش گفت: درنگ کنید که من آتشی دیدم، [می روم] شاید خبری از آن برای شما بیاورم یا پاره‌ای از آتش را می‌آورم تا گرم شوید.///چون موسى مدت را به سر آورد و با زنش روان شد، از سوى طور آتشى دید. به کسان خود گفت: درنگ کنید. آتشى دیدم. شاید از آن خبرى یا پاره آتشى بیاورم تا گرم شوید.///و چون موسى آن مدت را به پایان رسانید و با خانواده‌ى خویش راهى [مصر] شد، از جانب کوه طور آتشى دید! به خانواده‌ى خود گفت: این جا بمانید که من آتشى دیدم، شاید از آن خبرى یا شعله‌اى برایتان بیاورم تا گرم شوید///و چون موسى آن مدت را به پایان رسانید و همسرش را [همراه‌] برد، آتشى را از دور در کنار طور مشاهده کرد، به خانواده خود گفت: «[اینجا] بمانید، که من آتشى از دور دیدم، شاید خبرى از آن یا شعله‌اى آتش برایتان بیاورم، باشد که خود را گرم کنید.»///پس چون موسى، مدت [قرارداد] را به پایان رساند و با خانواده‌اش [از مدین به سوى مصر] رهسپار گردید، از سوى [کوه] طور آتشى را دید. به خانواده‌اش گفت: «قدرى درنگ کنید! من آتشى دیدم، [مى‌روم تا] شاید خبرى برای شما بیاورم، یا شعله‌اى از آتش را، تا [با آن] گرم شوید.»///آن‌گاه که موسی عهد خدمت به پایان رسانیده و با اهل بیت خود (از حضور شعیب) رو به دیار خویش کرد (در راه) آتشی از جانب طور دید، به اهل بیت خود گفت: شما در اینجا مکث کنید که از دور آتشی به نظرم رسید (می‌روم تا) شاید از آن خبری بیاورم یا برای گرم شدن شما شعله‌ای برگیرم.///و چون موسی مدت [مقرر] را به سر برد و خانواده‌اش را [همراه خود] برد، از جانب طور آتشی دید، به خانواده‌اش گفت صبر کنید، من [از دور] آتشی دیده‌ام، شاید از آنجا برای شما خبری یا پاره آتشی بیاورم، باشد که گرم شوید///هنگامی که موسی مدت خود را به پایان رسانید و همراه خانواده‌اش (از مدین به سوی مصر) حرکت کرد، از جانب طور آتشی دید! به خانواده‌اش گفت: «درنگ کنید که من آتشی دیدم! (می‌روم) شاید خبری از آن برای شما بیاورم، یا شعله‌ای از آتش تا با آن گرم شوید!»///پس گاهی که پایان آورد موسی سرآمد را و روان گشت با خاندان خویش دریافت از کنار طور آتشی را گفت به خاندان خویش درنگ کنید که من آتشی احساس کردم باشد بیارمتان از آن آگهیی یا گیرانه اخگری شاید شما گرم شوید///پس چون موسی آن مدت را به پایان رسانید و خانواده‌اش را (همراهش به سفر) برد، با آتشی از جانب (کوه) طور انس گرفت. به خانواده‌ی خود گفت: «(اینجا) درنگ کنید، که من به‌راستی با آتشی (فراسوی طور) انس گرفتم، شاید خبری از آن، یا شعله‌ای آتش برایتان بیاورم، شاید گیرانه‌ای (از آن) بر گیرید.» quran_en_fa But when he came to the (fire), a voice was heard from the right bank of the valley, from a tree in hallowed ground: "O Moses! Verily I am Allah, the Lord of the Worlds.... چون نزد آن آمد، از جانب راست آن وادی در آن جایگاه مبارک از آن درخت ندا رسید که‌ای موسی! یقینا منم خدا پروردگار جهانیان،///چون نزد آن آمد، از جانب راست آن وادی در آن جایگاه مبارک از آن درخت ندا رسید که‌ای موسی! یقینا منم خدا پروردگار جهانیان،///چون نزد آتش آمد، از کناره راست وادى در آن سرزمین مبارک، از آن درخت ندا داده شد که: اى موسى، من خداى یکتا پروردگار جهانیانم.///پس چون به نزد آتش آمد، از جانب راست وادى، در آن جایگاه مبارک، از درخت ندا داده شد که: اى موسى! همانا من خداوند، پروردگار جهانیان هستم///پس چون به آن [آتش‌] رسید، از جانب راست وادى، در آن جایگاه مبارک، از آن درخت ندا آمد که: «اى موسى، منم، من، خداوند، پروردگار جهانیان.»///پس همین که [موسى] نزدیک آن [آتش] آمد، [ناگهان] از جانب راست آن دره، در آن جایگاه مبارک و خجسته، از [میان] یک درخت، ندا داده شد که: اى موسى! همانا من، الله، پروردگار جهانیان هستم.///چون موسی به آن آتش نزدیک شد به او از جانب راست آن وادی در آن بارگاه مبارک از آن درخت (مقدس) ندایی رسید که‌ای موسی منم خدای یکتا پروردگار جهانیان.///و چون به نزدیک آن [آتش‌] آمد، از کرانه وادی ایمن، در جایگاه متبرک، از درخت ندا داده شد که‌ای موسی من خداوندم، پروردگار جهانیان‌///هنگامی که به سراغ آتش آمد، از کرانه راست دره، در آن سرزمین پر برکت، از میان یک درخت ندا داده شد که: «ای موسی! منم خداوند، پروردگار جهانیان!///پس گاهی که آمد آن را خوانده شد از کنار راست دره در سرزمین فرخنده از درخت که‌ای موسی همانا منم خدا پروردگار جهانیان‌///پس چون به آن (آتش) رسید، از سمت مبارک‌ترین جای آن وادی، در آن جایگاه مبارک، از آن درخت ندا آمد: «ای موسی! به‌راستی منم من، خدا، پروردگار جهانیان.» quran_en_fa "Now do thou throw thy rod!" but when he saw it moving (of its own accord) as if it had been a snake, he turned back in retreat, and retraced not his steps: O Moses!" (It was said), "Draw near, and fear not: for thou art of those who are secure. و عصایت را بیفکن. پس وقتی آن را دید که تند و سریع حرکت می‌کند، گویا ماری باریک و تیزرو است، پشت کنان گریخت و به پشت سر برنگشت. [ندا آمد:] ای موسی! پیش آی و مترس، بی تردید تو [از آسیب و گزند آن] در امانی،///و عصایت را بیفکن. پس وقتی آن را دید که تند و سریع حرکت می‌کند، گویا ماری باریک و تیزرو است، پشت کنان گریخت و به پشت سر برنگشت. [ندا آمد:] ای موسی! پیش آی و مترس، بی تردید تو [از آسیب و گزند آن] در امانی،///عصایت را بینداز. چون دیدش که همانند مارى مى‌جنبد، گریزان بازگشت و به عقب ننگریست. اى موسى، پیش آى و مترس. تو در امان هستى.///که عصاى خود را بیفکن. پس چون دید آن مثل مارى [به سرعت‌] مى‌خزد، به عقب بازگشت و به پشت سر نگاه نکرد. [خطاب شد:] اى موسى! پیش آى و مترس که تو از ایمنانى///و [فرمود:] «عصاى خود را بیفکن.» پس چون دید آن مثل مارى مى‌جنبد، پشت کرد و برنگشت. «اى موسى، پیش آى و مترس که تو در امانى.»///و عصایت را بیفکن! پس چون مشاهده کرد آن [عصا] چنان جست و خیز مى‌کند گویا مارى چالاک و کوچک است، پشت‌کنان گریخت و به عقب [هم] نگاه نکرد! [ندا رسید که:] «اى موسى! پیش بیا و نترس! همانا تو در امان هستى.///و تو (در این مقام) عصای خود بیفکن. چون (عصا افکند و) بر آن نگریست و دید که گویی اژدهایی مهیب و سبک خیز است رو به فرار نهاد و واپس نگردید. (در آن حال بدو خطاب شد) ای موسی پیش آی و مترس که تو از ایمنان هستی.///و عصایت را بینداز چون [انداخت و] آن را نگریست که می‌جنبید گویی که ماری بود، پشت کرد [و پا به فرار گذاشت‌] و برنگشت [گفته شد] ای موسی روی به این سو کن و مترس، تو از ایمنانی‌///عصایت را بیفکن!» هنگامی که (عصا را افکند و) دید همچون ماری با سرعت حرکت می‌کند، ترسید و به عقب برگشت، و حتی پشت سر خود را نگاه نکرد! ندا آمد: «برگرد و نترس، تو در امان هستی!///و آنکه بیفکن چوبدست خود را تا گاهی که نگریستش می‌جنبد مانند ماری سبک‌خیز برگشت روی گردان و به پشت ننگریست ای موسی بیا و نترس که توئی از ایمن شدگان‌///«و اینکه عصایت را بیفکن.» پس چون دید آن (عصا) مثل ماری می‌خزد، پشت کرد و هرگز برنگشت. (گفتیم:) «موسی! پیش آی و مترس، تو بی‌گمان از آرامش‌یافتگانی.» quran_en_fa "Move thy hand into thy bosom, and it will come forth white without stain (or harm), and draw thy hand close to thy side (to guard) against fear. Those are the two credentials from thy Lord to Pharaoh and his Chiefs: for truly they are a people rebellious and wicked." دستت را در گریبانت ببر تا بدون هیچ عیبی سفید و درخشان بیرون آید، و برای [از بین رفتن] ترسی که دچارش شده‌ای دو دستت را بر سینه بگذار، پس این دو معجزه از ناحیه پروردگار توست به سوی فرعون و اشراف و سران او که همواره مردمی نافرمان هستند.///دستت را در گریبانت ببر تا بدون هیچ عیبی سفید و درخشان بیرون آید، و برای [از بین رفتن] ترسی که دچارش شده‌ای دو دستت را بر سینه بگذار، پس این دو معجزه از ناحیه پروردگار توست به سوی فرعون و اشراف و سران او که همواره مردمی نافرمان هستند.///دست خود در گریبان ببر تا بیرون آید سفید بى‌هیچ آسیبى. و تا از وحشت بیارامى دست خود در بغل کن. این دو از جانب پروردگارت حجتهاى تو براى فرعون و مهتران اوست، که آنان مردمى نافرمانند.///دست خود را به گریبانت ببر تا سفید [و درخشان‌] و بى‌گزند بیرون آید و دست و بازویت را به خود بچسبان تا ترس تو فرو نشیند [و مضطرب نباشى‌] و اینها دو برهان از جانب پروردگار توست [که باید] به سوى فرعون و مهترانش [ببرى‌]، زیرا آنها قومى نافرمان‌اند/// «دست خود را به گریبانت ببر تا سپید بى‌گزند بیرون بیاید، و [براى رهایى] از این هراس بازویت را به خویشتن بچسبان. این دو [نشانه‌] دو برهان از جانب پروردگار تو است [که باید] به سوى فرعون و سران [کشور] او [ببرى‌]، زیرا آنان همواره قومى نافرمانند.»///[اى موسى!] دستت را در گریبان فروببر، [خواهى دید که] بدون هیچ بیمارى و نقص و عیبى، سپید و درخشان بیرون خواهد آمد. و براى رهایى از [تعجب و] ترس، دو دستت را بر سینه بگذار. پس این [دو معجزه، دو دلیل روشن و] دو برهان از طرف پروردگارت به سوى فرعون و اشراف قوم اوست. به­درستى که آنان گروهى فاسق بوده‌اند.»///دست خود را در گریبان بر تا بی هیچ نقص (برص و) مرضی، سفید و روشن (چون ماه تابان) بیرون آید، و تا (به ظهور این معجزه) از وحشت و اضطراب بیاسایی باز دست به گریبان بر (تا به حال اول برگردد). این دو (عصا و ید بیضا) از جانب خدایت دو برهان (کامل و دو معجز بزرگ الهی بر رسالت تو) است (اینک برو به رسالت) به سوی فرعون و فرعونیان که قومی فاسق و نابکارند.///دستت را در گریبانت کن، تا سپید و درخشان بدون هیچ بیماری [پیسی‌] بیرون آید، و بازوی خود را از ترس جمع کن، بدان که این دو، دو برهان از سوی پروردگارت هستند برای فرعون و بزرگان قومش، که ایشان قومی نافرمان هستند///دستت را در گریبان خود فروبر، هنگامی که خارج می‌شود سفید و درخشنده است بدون عیب و نقص؛ و دستهایت را بر سینه‌ات بگذار، تا ترس و وحشت از تو دور شود! این دو [= معجزه عصا و ید بیضا] برهان روشن از پروردگارت بسوی فرعون و اطرافیان اوست، که آنان قوم فاسقی هستند!»///فرو بر دستت را در گریبان خویش تا برون آید تابنده بی‌آزاری و بازگردان بسوی خود بال خود را از بیم پس اینها دو حجتند از پروردگار تو بسوی فرعون و کسانش که بودند ایشان همانا گروهی نافرمانان‌///«دستت را به خوبی در گریبانت ببر، تا (با) سپیدی بی‌گزندی برون آید و (برای رهایی) از این هراس بازویت را به پهلویت بچسبان. پس این دو (نشانه)، دو برهان از جانب پرودگار تو است سوی فرعون و ویژگانش. آنان بی‌گمان قومی نافرمان بوده‌اند.» quran_en_fa He said: "O my Lord! I have slain a man among them, and I fear lest they slay me. گفت: پروردگارا! من یک نفر از آنان را کشته‌ام، می‌ترسم مرا بکشند،///گفت: پروردگارا! من یک نفر از آنان را کشته‌ام، می‌ترسم مرا بکشند،///گفت: اى پروردگار من، یکى از ایشان را کشته‌ام، و مى‌ترسم مرا بکشند.///گفت: پروردگارا! من کسى از ایشان را کشته‌ام، پس مى‌ترسم مرا بکشند///گفت: «پروردگارا، من کسى از ایشان را کشته‌ام، مى‌ترسم مرا بکشند.///[موسى] گفت: «پروردگارا! من یکى از آنها را کشته‌ام، پس مى‌ترسم [پیش از آن که دعوتم را ابلاغ کنم،] مرا به قتل برسانند.///موسی گفت: پروردگارا، من از فرعونیان یک نفر را کشته‌ام و می‌ترسم که مرا به قتل رسانند.///[موسی‌] گفت پروردگارا من یکی از ایشان را کشته‌ام و می‌ترسم که مرا بکشند///عرض کرد: «پروردگارا! من یک تن از آنان را کشته‌ام؛ می‌ترسم مرا به قتل برسانند!///گفت پروردگارا کشتم از ایشان تنی را و ترسم که بکشندم‌///گفت: «پروردگارم! من به‌راستی کسی از ایشان را کشته‌ام، پس می‌ترسم مرا بکشند.» quran_en_fa "And my brother Aaron - He is more eloquent in speech than I: so send him with me as a helper, to confirm (and strengthen) me: for I fear that they may accuse me of falsehood." و برادرم هارون زبانش از من گویاتر است، پس او را همراه من بفرست که یاور و دستیارم باشد تا [در همه امور] مرا تصدیق کند؛ زیرا می‌ترسم [فرعون و فرعونیان] تکذیبم کنند.///و برادرم هارون زبانش از من گویاتر است، پس او را همراه من بفرست که یاور و دستیارم باشد تا [در همه امور] مرا تصدیق کند؛ زیرا می‌ترسم [فرعون و فرعونیان] تکذیبم کنند.///و برادرم هارون به زبان از من فصیح‌تر است، او را به مدد من بفرست تا مرا تصدیق کند، که بیم آن دارم که دروغگویم شمارند.///و برادرم هارون از من زبان آورتر است، پس او را با من به عنوان مددکار بفرست تا مرا تصدیق کند همانا بیم آن دارم که مرا تکذیب کنند///و برادرم هارون از من زبان‌آورتر است، پس او را با من به دستیارى گسیل دار تا مرا تصدیق کند، زیرا مى‌ترسم مرا تکذیب کنند.»///و برادرم هارون را که در بیان از من شیواتر است، براى یارى‌ام با من بفرست، تا مرا تصدیق کند. مى‌ترسم که [فرعونیان] مرا تکذیب کنند.»///و (با این حال اگر از رسالت ناگزیرم) برادرم هارون را نیز که ناطقه‌اش فصیح‌تر از من است با من یار و شریک درکار رسالت فرما تا مرا تصدیق و ترویج کند که می‌ترسم این فرعونیان سخت تکذیب رسالتم کنند.///و برادرم هارون از من گشاده زبان‌تر است، او را یاور من بفرست که به صدق من گواهی دهد که من می‌ترسم مرا دروغگو بدانند///و برادرم هارون زبانش از من فصیحتر است؛ او را همراه من بفرست تا یاور من باشد و مرا تصدیق کند؛ می‌ترسم مرا تکذیب کنند!»///و برادرم هارون او روانتر است از من در زبان پس بفرستش با من کمکی که تصدیقم کند زیرا می‌ترسم که مرا تکذیب کنند///«و برادرم هارون، او از من روشن‌بیان‌تر است. پس او را با من به دستیاری و بازداری گسیل دار تا مرا تصدیق کند. همواره من می‌ترسم تکذیبم کنند.» quran_en_fa He said: "We will certainly strengthen thy arm through thy brother, and invest you both with authority, so they shall not be able to touch you: with Our Sign shall ye triumph,- you two as well as those who follow you." [خدا] گفت: به زودی قدرت و نیرویت را به وسیله برادرت افزون کنم، و برای هر دوی شما به خاطر معجزات ما [که در اختیارتان نهاده‌ام] قدرتی قرار می‌دهم که آنان به شما دست نیابند، شما و آنان که از شما پیروی کنند، پیروزید.///[خدا] گفت: به زودی قدرت و نیرویت را به وسیله برادرت افزون کنم، و برای هر دوی شما به خاطر معجزات ما [که در اختیارتان نهاده‌ام] قدرتی قرار می‌دهم که آنان به شما دست نیابند، شما و آنان که از شما پیروی کنند، پیروزید.///گفت: تو را به برادرت قویدست خواهیم کرد و برایتان حجتى قرار مى دهیم. به سبب نشانه‌هایى که شما را داده‌ایم، به شما دست نخواهند یافت. شما و پیروانتان پیروز خواهید بود.///فرمود: به زودى بازویت را به وسیله برادرت محکم خواهیم کرد و براى شما دو [نفر]، سلطه‌اى قرار خواهیم داد که با [وجود] آیات ما به شما دست نخواهند یافت شما و هر که شما را پیروى کند پیروزید///فرمود: «به زودى بازویت را به [وسیله‌] برادرت نیرومند خواهیم کرد و براى شما هر دو، تسلطى قرار خواهیم داد که با [وجود] آیات ما، به شما دست نخواهند یافت شما و هر که شما را پیروى کند چیره خواهید بود.»///[خداوند] فرمود: «[نگران مباش!] ما بازوى تو را به واسطه‌ی [همراهى] برادرت محکم خواهیم کرد و براى شما، برترى و سلطه قرار خواهیم داد، پس به برکت آیات [و نشانه‌هاى] ما بر شما دست نخواهند یافت. شما و پیروانتان پیروزید!»///خدا به او فرمود که ما به همدستی برادرت (هارون) بسیار بازویت را قوی می‌گردانیم و به شما در عالم، قدرت و حکومتی می‌دهیم که هرگز دشمنان به شما دست نیابند، با این آیات و معجزات (که شما را عطا کردیم) شما و پیروانتان غالب خواهید بود.///فرمود زودا که تو را با [پیوستن‌] برادرت نیرومند سازیم و به شما دو تن سلطه دهیم که با معجزات ما [که همراه شماست‌] دستشان به شما نرسد شما و هرکس از شما پیروی کند پیروزید///فرمود: «بزودی بازوان تو را بوسیله برادرت محکم (و نیرومند) می‌کنیم، و برای شما سلطه و برتری قرارمی‌دهیم؛ و به برکت آیات ما، بر شما دست نمی‌یابند؛ شما و پیروانتان پیروزید!»///گفت زود است استوار سازم بازوی تو را به برادرت و بدهم به شما فرمانروائی تا نرسند به شما به آیتهای ما شما و هر که پیروی کند شما را هستید چیره‌آیندگان‌///خدا فرمود: «به زودی بازویت را با برادرت نیرومند خواهیم کرد و با آیاتمان برای هر دو سلطه‌ای خواهیم نهاد. پس با آیاتمان به شما دست نخواهند یافت. شما و هر که پیرویتان کند چیرگانید.» quran_en_fa When Moses came to them with Our clear signs, they said: "This is nothing but sorcery faked up: never did we head the like among our fathers of old!" پس هنگامی که موسی آیات روشن ما را برای آنان آورد، گفتند: این جز جادویی ساختگی و دروغین نیست، و ما این [ادعای نبوت و دعوت به توحید] را از پدران پیشین خود نشنیده‌ایم [که به ما گفته باشند کسی در میانشان به عنوان پیامبر و دعوت کننده به توحید آمده باشد!!]///پس هنگامی که موسی آیات روشن ما را برای آنان آورد، گفتند: این جز جادویی ساختگی و دروغین نیست، و ما این [ادعای نبوت و دعوت به توحید] را از پدران پیشین خود نشنیده‌ایم [که به ما گفته باشند کسی در میانشان به عنوان پیامبر و دعوت کننده به توحید آمده باشد!!]///چون موسى آیات روشن ما را نزدشان آورد گفتند: این جادویى است برساخته، ما از نیاکانمان چنین چیزهایى نشنیده‌ایم.///پس چون موسى معجزات روشن ما را براى آنها آورد، گفتند: این جز سحرى ساختگى نیست و ما این را در میان پدران نخستین خود نشنیده‌ایم///پس چون موسى آیات روشن ما را براى آنان آورد، گفتند: «این جز سحرى ساختگى نیست و از پدران پیشین خود چنین [چیزى‌] نشنیده‌ایم.»///پس هنگامى که موسى با [معجزات و] آیات روشن ما به سراغ آنان آمد، گفتند: «این چیزى جز جادوی ساختگى نیست و ما چنین چیزى را در [میان] نیاکان خود نشنیده‌ایم.»///چون موسی با معجزات و آیات ما که (حقانیتش) بر همه روشن بود به سوی فرعونیان آمد باز (آن قوم خود سر و لجوج نادان) گفتند: این معجزات تو جز سحری که ساختگی توست چیز دیگری نیست و ما این گفتار و دعوی که تو داری هیچ از پدران پیشینمان (امم سابقه) نشنیده‌ایم.///و چون موسی برای آنان معجزات روشنگر ما را آورد، گفتند این جز جادوی برساخته نیست و ما در حق نیاکانمان چنین چیزی نشنیده‌ایم‌///هنگامی که موسی معجزات روشن ما را برای آنان آورد، گفتند: «این چیزی جز سحر نیست که بدروغ به خدا بسته شده؛ ما هرگز چنین چیزی را در نیاکان خود نشنیده‌ایم!»///پس هنگامی که بیامدشان موسی به آیتهای ما تابناک گفتند نیست این جز جادوئی دروغ بسته و نشنیدیم بدان در پدران ما پیشینیان‌///پس هنگامی‌که موسی آیات روشن ما را برایشان آورد، گفتند: «این جز سحری افترا زده (بر خدا) نیست، و ما از پدارن نخستینمان چنان چیزی نشنیده‌ایم.» quran_en_fa Moses said: "My Lord knows best who it is that comes with guidance from Him and whose end will be best in the Hereafter: certain it is that the wrong-doers will not prosper." و موسی گفت: پروردگارم به کسی که از نزد او هدایت آورده و به کسی که سرانجام نیک برای اوست داناتر است؛ بی تردید ستمکاران پیروز نمی‌شوند.///و موسی گفت: پروردگارم به کسی که از نزد او هدایت آورده و به کسی که سرانجام نیک برای اوست داناتر است؛ بی تردید ستمکاران پیروز نمی‌شوند.///و موسى گفت: پروردگار من به آن کسى که از جانب او به هدایت آمده است و عاقبت پسندیده در آن سراى از آن اوست، آگاه‌تر است. زیرا ستمکاران رستگار نمى‌شوند.///و موسى گفت: پروردگار من بهتر مى‌داند چه کسى هدایت را از نزد او آورده و [بهتر مى‌داند] عاقبت نیک آن سرا براى چه کسى است مسلما ظالمان رستگار نمى‌شوند///و موسى گفت: «پروردگارم به [حال‌] کسى که از جانب او رهنمودى آورده و [نیز] کسى که فرجام [نیکوى‌] آن سرا براى اوست، داناتر است. در حقیقت، ظالمان رستگار نمى‌شوند.»///و موسى [در پاسخ تکذیب فرعونیان] گفت: «پروردگار من به کسى که از نزد او هدایت آورده، آگاه‌تر است و [مى‌داند] سرانجام [نیک] آخرت براى چه کسانى است. بى‌تردید ستمکاران رستگار نخواهند شد.»///و موسی گفت: خدای من به احوال رسولی که از جانب او به هدایت خلق آمده داناتر است و بهتر می‌داند که (از ما مؤمنان و شما کافران) کدام یک عاقبت خوش در دار عقبی خواهیم داشت، محققا ستمکاران عالم هرگز فلاح و رستگاری نخواهند یافت.///و موسی گفت پروردگارم داناتر است که چه کسی از سوی او رهنمود آورده است، و چه کسی نیک سرانجامی دارد، همانا ستمکاران رستگار نمی‌شوند///موسی گفت: «پروردگارم از حال کسانی که هدایت را از نزد او آورده‌اند، و کسانی که عاقبت نیک سرا (ی دنیا و آخرت) از آن آنهاست آگاهتر است! مسلما ظالمان رستگار نخواهند شد!»///و گفت موسی پروردگار من داناتر است بدانکه هدایت آورده است از نزدش و آنکه برای او است پایان آن سرای همانا رستگار نشوند ستمگران‌///و موسی گفت: «پروردگارم به (حال) کسی که از نزدش رهنمود آورده و کسی که فرجام (نیکوی) آن سرا برای اوست، داناتر است. ظالمان بی‌گمان رستگار نمی‌کنند.» quran_en_fa Pharaoh said: "O Chiefs! no god do I know for you but myself: therefore, O Haman! light me a (kiln to bake bricks) out of clay, and build me a lofty palace, that I may mount up to the god of Moses: but as far as I am concerned, I think (Moses) is a liar!" و فرعون گفت: ای اشراف و سران [مملکت]! من برای شما هیچ معبودی جز خود نمی‌شناسم، پس ای هامان! برایم بر گل آتش بیفروز [تا آجر محکم و قوی به دست آید]، پس برایم برجی بلند بساز شاید بر معبود موسی آگاهی و اطلاع یابم، و البته من او را از دروغگویان می‌پندارم.///و فرعون گفت: ای اشراف و سران [مملکت]! من برای شما هیچ معبودی جز خود نمی‌شناسم، پس ای هامان! برایم بر گل آتش بیفروز [تا آجر محکم و قوی به دست آید]، پس برایم برجی بلند بساز شاید بر معبود موسی آگاهی و اطلاع یابم، و البته من او را از دروغگویان می‌پندارم.///فرعون گفت: اى مهتران، من براى شما خدایى جز خود نمى‌شناسم. اى هامان، براى من آجر بپز و طارمى بلند بساز، مگر خداى موسى را ببینم، که دروغگویش پندارم.///و فرعون گفت: اى بزرگان قوم! من براى شما معبودى جز خویشتن نمى‌شناسم پس اى هامان! برایم بر گل آتش بیفروز [و آجر بپز] و برجى [بلند] براى من بساز تا شاید به سوى خداى موسى سرکشم، و من جدا او را از دروغگویان مى‌انگارم///و فرعون گفت: «اى بزرگان قوم، من جز خویشتن براى شما خدایى نمى‌شناسم. پس اى هامان؛ برایم بر گل آتش بیفروز و برجى [بلند] براى من بساز، شاید به [حال‌] خداى موسى اطلاع یابم، و من جدا او را از دروغگویان مى‌پندارم.»///و فرعون گفت: «اى بزرگان قوم! من جز خودم، معبودى براى شما نمى‌شناسم؛ [اما براى تحقیق بیشتر،] اى هامان! براى من آتشى بر گل بیفروز، [و آجر تهیه کن،] پس برجى بلند براى من بساز، شاید [با بالا رفتن از آن] به خداى موسى دست یابم و من او را از دروغگویان مى‌پندارم.»///و فرعون (با بزرگان قوم خود چنین) گفت: ای مهتران، من هیچ کس را غیر خودم خدای شما نمی‌دانم، (و با وزیرش گفت:) ای هامان خشتی در آتش پخته و از آن برای من قصری بلند پایه بنا کن تا من بر خدای موسی مطلع شوم هر چند او را (در دعوی رسالت) از دروغگویان می‌پندارم.///و فرعون گفت ای بزرگان برای شما خدایی جز خود نمی‌شناسم، و ای هامان برای من آتش بر گل برافروز [/ آجر بپز] و برای من برجی [بلند] برآور، باشد که به خدای موسی پی ببرم، و من او را از دروغگویان می‌دانم‌///فرعون گفت: «ای جمعیت اشراف! من خدایی جز خودم برای شما سراغ ندارم. (اما برای تحقیق بیشتر،) ای هامان، برایم آتشی بر گل بیفروز (و آجرهای محکم بساز)، و برای من برج بلندی ترتیب ده تا از خدای موسی خبر گیرم؛ هر چند من گمان می‌کنم او از دروغگویان است!»///و گفت فرعون ای قوم ندانم برای شما خدائی جز خویش پس بیفروز برایم ای هامان بر گل پس بساز برایم کوشکی شاید اطلاع یابم بر خدای موسی و همانا می‌پندارمش من از دروغگویان‌///و فرعون گفت: «هان ای بزرگان (دربار)! من جز خویشتن برای شما خدایی ندانستم. پس ای هامان! برایم بر گل آتشی بیفروز. پس برجی (بلند) برایم بساز، شاید سوی خدای موسی اطلاع یابم. و من بی‌گمان او را به‌راستی از دروغگویان گمان دارم.» quran_en_fa And he was arrogant and insolent in the land, beyond reason,- He and his hosts: they thought that they would not have to return to Us! او و سپاهیانش به ناحق در زمین سرکشی و تکبر کردند، و پنداشتند که آنان را به سوی ما بازنمی گردانند،///او و سپاهیانش به ناحق در زمین سرکشی و تکبر کردند، و پنداشتند که آنان را به سوی ما بازنمی گردانند،///او و لشکرهایش به ناحق در زمین سرکشى کردند و پنداشتند که به نزد ما بازگردانیده نمى‌شوند.///و او و سپاهیانش در زمین به ناحق سرکشى کردند و پنداشتند که ایشان به سوى ما بازگردانده نمى‌شوند///و او و سپاهیانش در آن سرزمین به ناحق سرکشى کردند و پنداشتند که به سوى ما بازگردانیده نمى‌شوند.///او و سپاهیانش به ناحق در زمین تکبر ورزیدند و پنداشتند که آنان به سوى ما بازگردانده نمى‌شوند.///و خلاصه فرعون و سپاهیانش به ناحق در زمین سرکشی و تکبر کردند و چنین پنداشتند که به سوی ما بازگردانده نخواهند شد.///و او و سپاهیانش به ناحق در روی زمین استکبار ورزیدند، و پنداشتند که ایشان به سوی ما بازگردانده نمی‌شوند///(سرانجام) فرعون و لشکریانش بدون حق در زمین استکبار کردند، و پنداشتند بسوی ما بازگردانده نمی‌شوند!///و سرکشی کرد او و لشکرهای او در زمین به ناروا و پنداشتند که ایشان بسوی ما بازگردانیده نمی‌شوند///و او و سپاهیانش در آن سرزمین به ناحق کبر جستند و پنداشتند که سوی ما هرگز بازگردانیده نمی‌شوند. quran_en_fa So We seized him and his hosts, and We flung them into the sea: Now behold what was the end of those who did wrong! پس او و سپاهیانش را گرفتیم و در دریا افکندیم؛ پس با تأمل بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه بود؟///پس او و سپاهیانش را گرفتیم و در دریا افکندیم؛ پس با تأمل بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه بود؟///پس او و لشکرهایش را گرفتیم و به دریا افکندیم. بنگر که عاقبت کار ستمکاران چگونه بود.///پس ما او و سپاهیانش را گرفتیم و آنها را در دریا افکندیم، پس بنگر که فرجام ستمکاران چگونه شد///تا او و سپاهیانش را فرو گرفتیم و آنان را در دریا افکندیم، بنگر که فرجام کار ستمکاران چگونه بود.///پس ما [نیز] او و لشکریانش را [با قهر خود] گرفتیم و به دریا افکندیم. پس بنگر که پایان کار ستمگران چگونه است.///ما هم از آن ظالم و لشکر و اتباعش سخت مؤاخذه کردیم و همه را به دریا افکندیم، پس بنگر تا عاقبت کار ستمکاران به کجا کشید؟!///آنگاه او و سپاهیانش را فرو گرفتیم و آنان را به دریا رها کردیم، پس بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه بوده است///ما نیز او و لشکریانش را گرفتیم و به دریا افکندیم؛ اکنون بنگر پایان کار ظالمان چگونه بود!///پس گرفتیم او و سپاهش را و افکندیمشان به دریا پس بنگر چگونه بود فرجام ستمگران‌///پس او و سپاهیانش را (فرو) گرفتیم و در پی‌اش آنان را در دریا افکندیم. پس بنگر فرجام (کار) ستمکاران چگونه بود. quran_en_fa And we made them (but) leaders inviting to the Fire; and on the Day of Judgment no help shall they find. و آنان را [به کیفر طغیانشان] پیشوایانی که دعوت به آتش می‌کنند قرار دادیم، و روز قیامت یاری نمی‌شوند،///و آنان را [به کیفر طغیانشان] پیشوایانی که دعوت به آتش می‌کنند قرار دادیم، و روز قیامت یاری نمی‌شوند،///و آنان را از آن گونه پیشوایانى ساختیم که مردم را به آتش دعوت مى‌کنند و در روز قیامت کسى یاریشان نکند.///و آنها را پیشوایانى قرار دادیم که به سوى آتش مى‌خواندند، و روز رستاخیز یارى نخواهند شد///و آنان را پیشوایانى که به سوى آتش مى‌خوانند گردانیدیم، و روز رستاخیز یارى نخواهند شد.///و آنان را پیشوایانى قرار دادیم که به آتش [دوزخ] دعوت مى‌کنند و [البته در] روز قیامت، یارى نخواهند شد.///و ما آن قوم (ظالم) را پیشوایان (ضلالت و) دعوت به دوزخ قرار دادیم و روز قیامت یاری نخواهند شد.///و آنان را پیشوایانی خواندیم که به سوی آتش دوزخ دعوت می‌کنند، و روز قیامت یاری نمی‌یابند///و آنان [= فرعونیان‌] را پیشوایانی قرار دادیم که به آتش (دوزخ) دعوت می‌کنند؛ و روز رستاخیز یاری نخواهند شد!///و گردانیدیمشان پیشوایانی که می‌خوانند بسوی آتش و روز قیامت یاری نمی‌شوند///و آنان را پیشوایانی گردانیدیم که (خود و دیگران را) سوی آتش می‌خوانند و روز رستاخیز یاری نخواهند شد. quran_en_fa in this world We made a curse to follow them and on the Day of Judgment they will be among the loathed (and despised). و آنان را در این دنیا با لعنت بدرقه کردیم، و روز قیامت از زشت رویان [و مطرودان] از رحمت خدایند،///و آنان را در این دنیا با لعنت بدرقه کردیم، و روز قیامت از زشت رویان [و مطرودان] از رحمت خدایند،///در این دنیا از پى‌شان لعنت روانه ساختیم و در روز قیامت از زشت‌رویانند.///و در این دنیا لعنتى بدرقه آنها کردیم و روز قیامت آنان از [جمله‌] زشت رویانند///و در این دنیا لعنتى بدرقه [نام‌] آنان کردیم و روز قیامت [نیز] ایشان از [جمله‌] زشت‌رویانند.///و در این دنیا، لعنتى بدرقه‌ى آنان کردیم و روز قیامت، آنان از زشت‌رویان خواهند بود.///و آنها را در این دنیا در پی کردارشان لعن ابد فرستادیم و در آخرت هم از زشترویان (و مردودان درگاه ما) خواهند بود.///و در این جهان، لعنتی گریبانگیرشان کردیم و در روز قیامت هم ایشان از نفرین زدگان هستند///و در این دنیا نیز لعنتی بدنبال آنان قرار دادیم؛ و روز قیامت از زشت‌رویانند!///و از پی آوردیمشان در این دنیا لعنتی و روز رستاخیز ایشانند از ناشایستگان (زشت‌شدگان)///و در این دنیا لعنتی بدرقه‌ی آنان کردیم، و روز قیامت (نیز) ایشان از (جمله‌ی) زشت‌شدگانند. quran_en_fa We did reveal to Moses the Book after We had destroyed the earlier generations, (to give) Insight to men, and guidance and Mercy, that they might receive admonition. و پس از آنکه اقوام پیشین را [چون قوم نوح و هود و صالح و لوط] هلاک کردیم، به موسی کتاب دادیم که برای مردم وسیله بینایی و هدایت و رحمتی بود، تا متذکر و هوشیار شوند.///و پس از آنکه اقوام پیشین را [چون قوم نوح و هود و صالح و لوط] هلاک کردیم، به موسی کتاب دادیم که برای مردم وسیله بینایی و هدایت و رحمتی بود، تا متذکر و هوشیار شوند.///پس از آنکه مردم روزگار پیشین را هلاک ساختیم، به موسى کتاب دادیم تا مردم را بصیرت و هدایت و رحمت باشد. شاید پند گیرند.///و به راستى پس از آن که نسل‌هاى نخستین را هلاک کردیم، به موسى کتاب دادیم که مردم را بصیرت‌ها و هدایت و رحمت باشد، به امید آن که ایشان پند گیرند///و به راستى، پس از آنکه نسلهاى نخستین را هلاک کردیم، به موسى کتاب دادیم که [دربردارنده‌] روشنگرى‌ها و رهنمود و رحمتى براى مردم بود، امید که آنان پند گیرند.///و بی‌گمان پس از آن که نسل‌هاى نخستین را نابود ساختیم، به موسى کتاب [آسمانى تورات را] عطا کردیم [تا وسیله‌اى] براى بصیرت مردم و هدایت و رحمت باشد، شاید که آنان پند گیرند.///و همانا ما پس از آنکه (طوایفی از) امم گذشته را (به کیفر کفر) هلاک کردیم به موسی برای بصیرت و هدایت و رحمت خلق کتاب (تورات) را عطا کردیم، باشد که مردم متذکر شوند (و راه خدا پرستی پیش گیرند).///و به راستی پس از آنکه نسلهای نخستین را نابود کردیم به موسی کتاب [آسمانی‌] دادیم که روشنگریهایی برای مردم و رهنمود و رحمت بود باشد که پندگیرند///و ما به موسی کتاب آسمانی دادیم بعد از آنکه اقوام قرون نخستین را هلاک نمودیم؛ کتابی که برای مردم بصیرت‌آفرین بود، و مایه هدایت و رحمت؛ شاید متذکر شوند!///و هرآینه دادیم به موسی کتاب را پس از آنکه نابود ساختیم قرنهای پیشین را بینشهائی برای مردم و راهنمائی و رحمتی شاید ایشان یادآور شوند///و پس از آنکه نسل‌های نخستین را هلاک کردیم، به‌راستی همانا به موسی کتاب دادیم، حال آنکه دیدگاه‌ها و رهنمود و رحمتی برای مردمان بود. شاید آنان با کوشش و کاوش یاد کنند. quran_en_fa Thou wast not on the Western side when We decreed the Commission to Moses, nor wast thou a witness (of those events). تو در جانب غربی [وادی طور] حضور نداشتی هنگامی که ما [با نازل کردن تورات] امر نبوت موسی را به انجام رساندیم، و از شاهدان [آن واقعه مهم هم] نبودی.///تو در جانب غربی [وادی طور] حضور نداشتی هنگامی که ما [با نازل کردن تورات] امر نبوت موسی را به انجام رساندیم، و از شاهدان [آن واقعه مهم هم] نبودی.///آنگاه که به موسى فرمان امر نبوت را وحى کردیم تو نه در جانب غربى طور بودى و نه از حاضران.///و تو در جانب غربى [طور] نبودى آن‌گاه که امر [پیامبرى‌] را به موسى واگذاشتیم، و از حاضران [در آن صحنه‌] نبودى///و چون امر [پیامبرى‌] را به موسى واگذاشتیم، تو در جانب غربى [طور] نبودى و از گواهان [نیز] نبودى.///و [ای پیامبر!] هنگامى که فرمان [نبوت] را به موسى دادیم، تو در جانب غربى [کوه طور] حضور نداشتى و از شاهدان نبودى.///و تو آن هنگام که ما به موسی مقام نبوت و فرمان الهی عطا کردیم در جانب غربی کوه طور اصلا نبودی و حضور نداشتی (و حکایت او به وحی بر تو روشن گردید).///و تو در جانب غربی [کوه‌] طور نبودی آنگاه که با موسی کار [رسالت‌] سپری کردیم و تو از گواهان نبودی‌///تو در جانب غربی نبودی هنگامی که ما فرمان نبوت را به موسی دادیم؛ و تو از شاهدان نبودی (در آن هنگام که معجزات را در اختیار موسی گذاردیم)!///و نبودی تو در کنار باختری هنگامی که گذراندیم بسوی موسی کار را و نبودی تو از گواهان‌///و چون فرمان (پیامبری) را به موسی واگذاشتم، تو در جانب غربی (طور) نبودی و از گواهان حاضر (نیز) نبودی. quran_en_fa But We raised up (new) generations, and long were the ages that passed over them; but thou wast not a dweller among the people of Madyan, rehearsing Our Signs to them; but it is We Who send messengers (with inspiration). ولی ما ملت هایی را پدید آوردیم، پس روزگار درازی بر آنان گذشت [تا جایی که سرگذشتشان فراموش شد، اکنون ما سرگذشتشان را به تو وحی می‌کنیم تا برای مردم بیان کنی]. و تو در میان مردم مدین ساکن نبودی تا نشانه‌های [قدرت و خشم] ما را [که به آنان رسید] بر اینان [که در مکه، آلوده به طغیان و فسادند] بخوانی، ولی ما بودیم که تو را به پیامبری فرستادیم [و سرگذشت مردم مدین را به تو وحی کردیم تا بر آنان بخوانی.]///ولی ما ملت هایی را پدید آوردیم، پس روزگار درازی بر آنان گذشت [تا جایی که سرگذشتشان فراموش شد، اکنون ما سرگذشتشان را به تو وحی می‌کنیم تا برای مردم بیان کنی]. و تو در میان مردم مدین ساکن نبودی تا نشانه‌های [قدرت و خشم] ما را [که به آنان رسید] بر اینان [که در مکه، آلوده به طغیان و فسادند] بخوانی، ولی ما بودیم که تو را به پیامبری فرستادیم [و سرگذشت مردم مدین را به تو وحی کردیم تا بر آنان بخوانی.]///ولى ما از آن پس نسلهایى را بیافریدیم که عمرشان به درازا کشید. و تو در میان مردم مدین مقیم نبودى که آیات ما را بر آنها بخوانى. ولى ما بودیم که پیامبرانى مى‌فرستادیم.///لیکن ما نسل‌هایى به وجود آوردیم و عمرشان طولانى شد [و آثار انبیا فراموش گردید] و تو در میان اهل مدین اقامت نداشتى تا [از وضع آنان آگاه باشى و] آیات ما را [در این مورد] براى آنها [مشرکان مکه‌] بخوانى لیکن ما بودیم که پیامبران را مى‌فرستادیم [و تو را ف///لیکن ما نسلهایى پدید آوردیم و عمرشان طولانى شد. و تو در میان ساکنان [شهر] مدین مقیم نبودى تا آیات ما را بر ایشان بخوانى، لیکن ما بودیم که فرستنده [پیامبران‌] بودیم.///ولى ما [اقوامى را] در روزگاران مختلف پدید آوردیم، پس روزگار درازى بر آنها گذشت، [تا جایى که سرگذشتشان فراموش شد. ‌] و تو در میان اهل مدین اقامت نداشته‌اى تا [از وضع آنان آگاه باشى و بتوانى] آیات ما را [درباره‌ی مردم مدین،] بر مردم مکه بخوانى، اما سنت ما این است که افرادى را براى هدایت مى‌فرستیم.///و لیکن ما امم و قبایلی را بیافریدیم که عمر دراز یافتند (و همه را به غفلت و جهالت به سر بردند و این خبرها کهنه شد و ما مجددا به تو وحی کردیم) و نیز تو میان اهل مدین نبودی که اینک آیات ما را (درباره آنان) بر اینان (اهل مکه) تلاوت می‌کنی و لیکن ماییم که (تو را لایق پیمبری دانسته) به رسالت فرستادیم (و به وحی خود از هر چیزت آگاه کردیم).///ولی [در این میان‌] نسلهایی پدید آوردیم و روزگار بر آنان دراز شد و تو در میان اهل مدین مقیم نبودی که آیات ما را برایشان بخوانی ولی ما فرستندگان [پیامبران‌] بودیم‌///ولی ما اقوامی را در اعصار مختلف خلق کردیم، و زمانهای طولانی بر آنها گذشت (که آثار انبیا از دلهایشان محو شد؛ پس تو را با کتاب آسمانیت فرستادیم)! تو هرگز در میان مردم مدین اقامت نداشتی تا (از وضع آنان آگاه باشی و) آیات ما را برای آنها [= مشرکان مکه‌] بخوانی، ولی ما بودیم که تو را فرستادیم (و این آیات را در اختیارت قرار دادیم)!///لیکن ما پدید آوردیم قرنهائی پس دراز شد بر ایشان عمر (روزگار) و نبودی تو جایگزین در مردم مدین بخوانی بر ایشان آیتهای ما را و لیکن بودیم ما فرستندگان‌///ولی ما نسل‌هایی پدیدآوردیم. پس عمرهاشان بر آنان به درازا (و چیرگی و تکبر) کشید، و تو در میان ساکنان (شهر) مدین ساکنی پایدار نبودی، تا آیاتمان را برایشان بخوانی، لیکن ما فرستندگان (پیامبران و نشانه‌های رسالت‌ها) بوده‌ایم. quran_en_fa Nor wast thou at the side of (the Mountain of) Tur when we called (to Moses). Yet (art thou sent) as Mercy from thy Lord, to give warning to a people to whom no warner had come before thee: in order that they may receive admonition. و زمانی که ما موسی را ندا دادیم، تو در ناحیه طور نبودی ولی به سبب رحمتی از پروردگارت [سرگذشت موسی را به تو وحی کردیم] تا به مردمی که پیش از تو [تا زمان عیسی] بیم دهنده‌ای برای آنان نیامده بود، بیم دهی تا متذکر و هوشیار شوند.///و زمانی که ما موسی را ندا دادیم، تو در ناحیه طور نبودی ولی به سبب رحمتی از پروردگارت [سرگذشت موسی را به تو وحی کردیم] تا به مردمی که پیش از تو [تا زمان عیسی] بیم دهنده‌ای برای آنان نیامده بود، بیم دهی تا متذکر و هوشیار شوند.///تو در کنار طور نبودى آنگاه که موسى را ندا در دادیم. ولى این رحمتى است از جانب پروردگارت تا مردمى را که پیش از تو بیم‌دهنده‌اى نداشتند، بیم دهى. باشد که پندپذیر شوند.///و آن دم که [موسى را] ندا دادیم، تو در کنار طور نبودى، ولى [این آیات‌] رحمتى از پروردگار تو است، تا قومى را که هیچ انذار کننده‌اى پیش از تو برایشان نیامده است بیم دهى، باشد که آنها پند گیرند///و آندم که [موسى را] ندا دردادیم، تو در جانب طور نبودى، ولى [این اطلاع تو] رحمتى است از پروردگار تو، تا قومى را که هیچ هشداردهنده‌اى پیش از تو برایشان نیامده است بیم دهى، باشد که آنان پندپذیرند.///و آن‌گاه که ما [موسى را] ندا دادیم، تو در کنار کوه طور نبودى، اما [این وحى] رحمتى است از جانب پروردگارت، تا تو [به واسطه‌ى آن] قومى را که پیش از تو هشدار دهنده‌اى برایشان نیامده بود، هشدار دهى، شاید آنان متذکر شوند.///و تو وقتی که ما (به موسی) ندا کردیم در جانب کوه طور نبودی و لیکن (وحی قصص موسی و سایر رسل به مقتضیات) لطف پروردگار توست (به تو) تا قومی را که بر آنان پیمبر منذری پیش از تو نیامده (و کتاب آسمانی به دست ندارند از خدا) بترسانی، باشد که متذکر شوند (و راه هدایت پیش گیرند).///و تو در جانب [غربی کوه‌] طور نبودی آنگاه که ندا در دادیم، ولی این [وحی‌] رحمتی از سوی پروردگار توست که قومی را که پیش از تو هشداردهنده‌ای به سویشان نیامده است، هشدار دهی باشد که پند بگیرند///تو در کنار طور نبودی زمانی که ما ندا دادیم؛ ولی این رحمتی از سوی پروردگارت بود (که این اخبار را در اختیار تو نهاد) تا بوسیله آن قومی را انذار کنی که پیش از تو هیچ انذارکننده‌ای برای آنان نیامده است؛ شاید متذکر شوند!///و نبودی تو در کنار طور هنگامی که فراخواندیم و لیکن رحمتی از پروردگارت تا بترسانی گروهی را که نیامدستشان بیم‌دهنده‌ای پیش از تو شاید یادآور شوند///و چون (موسی را) ندا در دادیم، تو [: محمد] درکنار طور نبودی. ولی (با) رحمتی از پروردگارت (قرآن را بر تو وحی کردیم) تا قومی را - که هیچ هشداردهنده‌ای پیش از تو برایشان نیامده است - هشدار دهی. شاید آنان به‌خوبی به خود آیند. quran_en_fa If (We had) not (sent thee to the Quraish),- in case a calamity should seize them for (the deeds) that their hands have sent forth, they might say: "Our Lord! why didst Thou not sent us a messenger? We should then have followed Thy Signs and been amongst those who believe!" و اگر نه آن بود که به سبب گناهانی که مرتکب شدند عذابی به آنان برسد، پس بگویند: پروردگارا! چرا پیامبری به سوی ما نفرستادی تا از آیاتت پیروی کنیم و از مؤمنان باشیم [بی تردید در عذاب کردن و هلاکتشان شتاب می‌نمودیم.]///و اگر نه آن بود که به سبب گناهانی که مرتکب شدند عذابی به آنان برسد، پس بگویند: پروردگارا! چرا پیامبری به سوی ما نفرستادی تا از آیاتت پیروی کنیم و از مؤمنان باشیم [بی تردید در عذاب کردن و هلاکتشان شتاب می‌نمودیم.]///تا چون به سبب اعمالى که مرتکب شده‌اند مصیبتى به آنها رسد نگویند: اى پروردگار ما، چرا پیامبرى بر ما نفرستادى تا از آیات تو پیروى کنیم و از مؤمنان باشیم؟///و اگر به کیفر آنچه به دست خود پیش فرستادند مصیبتى به آنها نمى‌رسید، که سپس بگویند: پروردگارا! چرا رسولى به سوى ما نفرستادى تا از آیات تو پیروى کنیم و از مؤمنان باشیم، [تو را به جانب ایشان نمى‌فرستادیم‌]///و اگر نبود که وقتى به [سزاى‌] پیش‌فرست دستهایشان مصیبتى به ایشان برسد، بگویند: «پروردگارا، چرا فرستاده‌اى به سوى ما نفرستادى تا از احکام تو پیروى کنیم و از مؤمنان باشیم» [قطعا در کیفر آنان شتاب مى‌کردیم‌].///اگر مصیبتى به خاطر دستاوردشان به آنان برسد، مى‌گویند: «پروردگارا! چرا براى ما پیامبرى نفرستادى تا آیات تو را پیروى کنیم و از مؤمنان باشیم؟»///و تا اگر بلا و عذابی به موجب کردار زشت خودشان به آنها رسید نگویند: پروردگارا، چرا برای ما رسولی نفرستادی تا آیات تو را پیروی کنیم و از اهل ایمان شویم؟///و اگر به خاطر کار و کردار پیشینشان مصیبتی به آنان نمی‌رسید [و عذابی بر آنان نمی‌فرستادیم‌] می‌گفتند پروردگارا چرا پیامبری به سوی ما نفرستادی که از آیات تو پیروی کنیم و از مؤمنان باشیم‌///هرگاه (پیش از فرستادن پیامبری) مجازات و مصیبتی بر اثر اعمالشان به آنان می‌رسید، می‌گفتند: «پروردگارا! چرا رسولی برای ما نفرستادی تا از آیات تو پیروی کنیم و از مؤمنان باشیم؟!»///و اگر نبود آنکه گاهی که برسدشان پیش آمدی بدانچه پیش فرستاده است دستهای ایشان گویند پروردگارا چرا نفرستادی بسوی ما فرستاده‌ای تا پیروی کنیم آیتهای تو را و باشیم از مؤمنان‌///و اگر (این‌گونه) نبود که به (سزای) پیش‌فرست دست‌ها و نیروهایشان مصیبتی به ایشان در رسد، (بهانه‌ای بود) تا بگویند: «پروردگارمان! چرا پیامبری سویمان نفرستادی تا از آیات تو پیروی کنیم و از مؤمنان باشیم؟» quran_en_fa But (now), when the Truth has come to them from Ourselves, they say, "Why are not (Signs) sent to him, like those which were sent to Moses?" Do they not then reject (the Signs) which were formerly sent to Moses? They say: "Two kinds of sorcery, each assisting the other!" And they say: "For us, we reject all (such things)!" پس هنگامی که حق [چون قرآن و پیامبر] از سوی ما برای آنان آمد [به جای آنکه بپذیرند] گفتند: چرا مانند آنچه به موسی دادند به او نداده‌اند؟ آیا پیش از این به آنچه به موسی داده شد، کفر نورزیدند؟! گفتند: [این تورات و قرآن] دو جادویند که پشتیبان یکدیگرند!! و گفتند: ما منکر هر دو هستیم!!///پس هنگامی که حق [چون قرآن و پیامبر] از سوی ما برای آنان آمد [به جای آنکه بپذیرند] گفتند: چرا مانند آنچه به موسی دادند به او نداده‌اند؟ آیا پیش از این به آنچه به موسی داده شد، کفر نورزیدند؟! گفتند: [این تورات و قرآن] دو جادویند که پشتیبان یکدیگرند!! و گفتند: ما منکر هر دو هستیم!!///چون پیامبر راستگوى از جانب ما بر آنان مبعوث شد، گفتند: چرا آنچه به موسى داده شده به او داده نشده؟ آیا اینان پیش از این به آنچه به موسى داده شده بود کافر نشده بودند؟ و گفتند که این هر دو، دو جادوست همانند هم و ما به هیچ یک ایمان نمى‌آوریم.///پس چون حق از جانب ما برایشان آمد، گفتند: چرا نظیر آنچه به موسى داده شد به او داده نشده است؟ آیا اینان پیش از این به آنچه به موسى داده شده بود کافر نشدند؟ گفتند: [تورات و قرآن‌] دو جادویى هستند که پشتیبان یکدیگرند، و گفتند: ما به همه کافریم///پس چون حق از جانب ما برایشان آمد، گفتند: «چرا نظیر آنچه به موسى داده شد، به او داده نشده است؟» آیا به آنچه قبلا به موسى داده شد کفر نورزیدند؟ گفتند: «دو ساحر با هم ساخته‌اند.» و گفتند: «ما همه را منکریم.»///پس هرگاه از جانب ما حق براى آنان آمد، گفتند: «چرا آنچه [به این پیامبر] داده شده، شبیه آنچه به موسى داده شده، نیست؟» مگر [همین کافران لجوج و بهانه‌گیر] به آنچه پیش‌تر به موسى داده شده بود، کفر نورزیدند؟ [مگر آنها نبودند که] گفتند: «این دو [کتاب تورات و قرآن،] جادوهایى هستند که پشتیبان یکدیگرند!» و گفتند: «ما به همه‌ى آنها کافریم!»///پس هنگامی که (رسول) حق از جانب ما به آنها آمد گفتند: چرا به این رسول مانند موسی معجزاتی (نظیر عصا و ید بیضا و الواح تورات) داده نشد؟ آیا این مردم از این پیش به موسی هم (با همه این معجزات) کافر نشدند که گفتند: این دو (قرآن و تورات) سحر و جادوگری است که پشتیبان یکدیگرند و گفتند: ما به همه اینها سخت بی‌ایمان و بی‌عقیده‌ایم؟///و چون از جانب ما حق به سوی آنان آمد گفتند چرا او [محمد -ص-] را نظیر آنچه به موسی داده بودند، نداده‌اند؟ آیا آنچه پیشتر به موسی داده شده بود، انکار نکردند؟ گفتند این دو [تورات و قرآن‌] جادوهایی هستند که از همدیگر پشتیبانی می‌کنند، و گفتند ما همه آنها را منکریم‌///ولی هنگامی که حق از نزد ما برای آنها آمد گفتند: «چرا مثل همان چیزی که به موسی داده شد به این پیامبر داده نشده است؟!» مگر بهانه‌جویانی همانند آنان، معجزاتی را که در گذشته به موسی داده شد، انکار نکردند و گفتند: «این دو نفر [= موسی و هارون‌] دو ساحرند که دست به دست هم داده‌اند (تا ما را گمراه کنند) و ما به هر دو کافریم»؟!///و هنگامی که بیامدشان حق از نزد ما گفتند چرا داده نشد مانند آنچه داده شد موسی آیا کفر نورزیدند بدانچه داده شد موسی از پیش گفتند دو جادویند پشتیبان همدیگر و گفتند هرآینه مائیم به هر کدام کافران‌///پس چون حق از نزد ما برایشان آمد، گفتند: «چرا مانند آنچه به موسی داده شده، به او داده نشد‌؟» آیا و مگر به آنچه از پیش به موسی داده شد کفر نورزیدند؟ گفتند: «دو ساحر (با هم در آمیخته و) پشت به هم داده و خودنمایی کرده‌اند.» و گفتند: «همواره ما به همه‌ی این‌ها کافریم.» quran_en_fa Say: "Then bring ye a Book from Allah, which is a better guide than either of them, that I may follow it! (do), if ye are truthful!" بگو: [بنا بر ادعای شما چنانچه تورات و قرآن از جانب خدا نیست] اگر راست می‌گویید کتابی از نزد خدا بیاورید که هدایت کننده‌تر از این دو باشد تا آن را پیروی کنم.///بگو: [بنا بر ادعای شما چنانچه تورات و قرآن از جانب خدا نیست] اگر راست می‌گویید کتابی از نزد خدا بیاورید که هدایت کننده‌تر از این دو باشد تا آن را پیروی کنم.///بگو: اگر راست مى‌گویید، از جانب خداوند کتابى بیاورید که از این دو بهتر راه بنماید تا من هم از آن پیروى کنم.///بگو: پس کتابى از جانب خداوند بیاورید که از این دو هدایت کننده‌تر باشد تا از آن پیروى کنم اگر راست مى‌گویید///بگو: «پس اگر راست مى‌گویید، کتابى از جانب خدا بیاورید که از این دو هدایت کننده‌تر باشد تا پیرویش کنم.»///[اى پیامبر! به آنان] بگو: «اگر راست مى‌گویید، شما کتابى از جانب خداوند بیاورید که از این دو [کتاب] هدایت‌بخش‌تر باشد، تا من از آن پیروى کنم.»///بگو: پس شما اگر راست می‌گویید کتابی که از این دو کتاب آسمانی (تورات و قرآن) خلق را بهتر هدایت کند از جانب خدا بیاورید تا من از آن پیروی کنم.///بگو اگر راست می‌گویید کتابی از سوی خداوند بیاورید که از این دو راهنماتر باشد، تا از آن پیروی کنم‌///بگو: «اگر راست می‌گویید (که تورات و قرآن از سوی خدا نیست)، کتابی هدایت‌بخش‌تر از این دو از نزد خدا بیاورید، تا من از آن پیروی کنم!»///بگو پس بیارید کتابی از نزد خدا راهنماینده‌تر از این دو تا پیرویش کنم اگر هستید راستگویان‌///بگو: «پس اگر (از) راستان بوده‌اید، کتابی از جانب خدا بیاورید که از این دو هدایت‌کننده‌تر باشد، تا پیرویش کنم.» quran_en_fa But if they hearken not to thee, know that they only follow their own lusts: and who is more astray than one who follow his own lusts, devoid of guidance from Allah? for Allah guides not people given to wrong-doing. پس اگر پاسخ تو را ندادند بدان که فقط از هواهای نفسانی خود پیروی می‌کنند و گمراه‌تر از کسی که بدون هدایتی از سوی خدا از هواهای نفسانی خود پیروی کند، کیست؟ مسلما خدا مردم ستمکار را هدایت نمی‌کند.///پس اگر پاسخ تو را ندادند بدان که فقط از هواهای نفسانی خود پیروی می‌کنند و گمراه‌تر از کسی که بدون هدایتی از سوی خدا از هواهای نفسانی خود پیروی کند، کیست؟ مسلما خدا مردم ستمکار را هدایت نمی‌کند.///پس اگر اجابتت نکردند، بدان که از پى هواى نفس خویش مى‌روند و کیست گمراه‌تر از آن کس که بى‌آنکه راهنمایى از خدا خواهد، از پى هواى نفس خویش رود؟ زیرا خدا مردم ستمکاره را هدایت نمى‌کند.///پس اگر تو را اجابت نکردند، بدان که فقط هوس‌هاى خود را پیروى مى‌کنند و کیست گمراه‌تر از آن که به غیر از هدایت خدا از هواى نفس خود پیروى کند؟ بى‌تردید خدا مردم ستمگر را هدایت نمى‌کند///پس اگر تو را اجابت نکردند، بدان که فقط هوسهاى خود را پیروى مى‌کنند؛ و کیست گمراه‌تر از آنکه بى‌راهنمایى خدا از هوسش پیروى کند؟ بى‌تردید خدا مردم ستمگر را راهنمایى نمى‌کند.///پس اگر [پیشنهاد] تو را نپذیرفتند، بدان که آنان پیرو هوس‌هاى خویشند. و کیست گمراه‌تر از آن کس که از هوس خود پیروى کرده و هدایت الهى را نپذیرفته است؟ خداوند، قوم ستمگر را هدایت نمى‌کند.///پس اگر به تقاضای تو جواب نتوانند داد در این صورت بدان که این مردم تنها پیرو هوای نفسند و کیست (ستمگر و) گمراه‌تر از آن کسی که راه هدایت خدا را رها کرده و از هوای نفس خود پیروی کند؟ البته خدا قوم ستمکار را (پس از اتمام حجت) هرگز هدایت نخواهد کرد.///و اگر پاسخت را ندادند پس بدان که ایشان از هوی و هوسهایشان پیروی می‌کنند، و کیست گمراه‌تر از کسی که بدون رهنمود الهی از هوای نفس خویش پیروی کند، بی‌گمان خداوند قوم ستمکار را هدایت نمی‌کند///اگر این پیشنهاد تو را نپذیرند، بدان که آنان تنها از هوسهای خود پیروی می‌کنند! و آیا گمراهتر از آن کس که پیروی هوای نفس خویش کرده و هیچ هدایت الهی را نپذیرفته، کسی پیدا می‌شود؟! مسلما خداوند قوم ستمگر را هدایت نمی‌کند!///پس اگر نپذیرفتند از تو بدان که همانا پیروی کنند هوسهای خویش را و کیست گمراه‌تر از آنکه پیروی کند هوس خود را بی رهبریی از خدا همانا خدا هدایت نکند گروه ستمکاران را///پس اگر برایت اجابت نکردند، بدان که تنها هوس‌های خود را پیروی می‌کنند و کیست گمراه‌تر از آن کس (که) - به‌غیر رهنمودی از خدا - هوسش را پیروی کند؟ بی‌گمان خدا گروه ستمگران را راهنمایی نمی‌کند. quran_en_fa Now have We caused the Word to reach them themselves, in order that they may receive admonition. ما این قرآن را برای آنان پی در پی و به هم پیوسته [به صورت سوره‌ای پس از سوره‌ای و آیه‌ای بعد از آیه‌ای] آوردیم تا متذکر و هوشیار [حقایق] شوند.///ما این قرآن را برای آنان پی در پی و به هم پیوسته [به صورت سوره‌ای پس از سوره‌ای و آیه‌ای بعد از آیه‌ای] آوردیم تا متذکر و هوشیار [حقایق] شوند.///برایشان سخن در سخن پیوستیم، باشد که پندپذیر گردند.///و به راستى براى ایشان، سخن از پى سخن آوردیم به امید آن که پند گیرند///و به راستى، این گفتار را براى آنان پى در پى و به هم پیوسته نازل ساختیم، امید که آنان پند پذیرند.///و ما پیوسته براى آنان سخن گفتیم، شاید که پند گیرند و متذکر شوند.///و همانا ما برای (هدایت) این مردم (آیات قرآن را) سخن پیوسته (یعنی مرتب و مربوط به سعادت دنیا و آخرت خلق) آوردیم تا مگر متذکر (حقایق آن) شوند.///و برای آنان سخن در سخن پیوستیم باشد که پندگیرند///ما آیات قرآن را یکی پس از دیگری برای آنان آوردیم شاید متذکر شوند!///و همانا پیوسته داشتیم برای ایشان گفتار را شاید یادآور شوند///و به‌راستی، بی‌گمان گفتار (وحیانی) را برای آنان پی در پی و به هم پیوسته ساختیم، شاید آنان به‌درستی یاد کنند. quran_en_fa Those to whom We sent the Book before this,- they do believe in this (revelation): [و برخی از] کسانی که پیش از قرآن کتابشان دادیم، به قرآن ایمان می‌آورند،///[و برخی از] کسانی که پیش از قرآن کتابشان دادیم، به قرآن ایمان می‌آورند،///کسانى که پیش از این کتاب، کتابشان داده بودیم بدان ایمان مى‌آورند.///کسانى که پیش از این [قرآن‌] کتابشان دادیم آنها به آن ایمان مى‌آورند///کسانى که قبل از آن، کتاب [آسمانى‌] به ایشان داده‌ایم، آنان به [قرآن‌] مى‌گروند.///[برخى از] آنان که پیش از این کتابشان دادیم، همان‌ها به این [قرآن] ایمان مى‌آورند.///آنان که ما به آنها پیش از این، کتاب (آسمانی تورات و انجیل را) فرستادیم (یعنی موسی و عیسی و پیروان حقیقی آنها) به این (کتاب آسمانی قرآن) البته آنان ایمان می‌آورند.///کسانی که پیش از آن به ایشان کتاب آسمانی داده بودیم، به آن ایمان می‌آورند///کسانی که قبلا کتاب آسمانی به آنان داده‌ایم به آن [= قرآن‌] ایمان می‌آورند!///آنان که دادیمشان کتاب را پیش از آن ایشانند بدان ایمان‌آرندگان‌///کسانی که قبل از آن [: قرآن]، کتاب (آسمانی) بدیشان داده‌ایم، اینان به آن می‌گروند. quran_en_fa And when it is recited to them, they say: "We believe therein, for it is the Truth from our Lord: indeed we have been Muslims (bowing to Allah's Will) from before this. و هنگامی که بر آنان خوانند، می‌گویند: به آن ایمان آوردیم، یقینا این قرآن از سوی پروردگارمان حق و درست است، البته ما پیش از نزول آن [به سبب راهنمایی‌های تورات و انجیل] تسلیم بودیم.///و هنگامی که بر آنان خوانند، می‌گویند: به آن ایمان آوردیم، یقینا این قرآن از سوی پروردگارمان حق و درست است، البته ما پیش از نزول آن [به سبب راهنمایی‌های تورات و انجیل] تسلیم بودیم.///و چون بر آنان تلاوت شد گفتند: بدان ایمان آوردیم. حقى است از جانب پروردگار ما و ما پیش از آن تسلیم بوده‌ایم.///و چون [قرآن‌] بر ایشان تلاوت شود مى‌گویند: بدان ایمان آوردیم که آن درست است و از طرف پروردگار ماست ما پیش از آن هم تسلیم بوده‌ایم///و چون بر ایشان فرو خوانده مى‌شود، مى‌گویند: «بدان ایمان آوردیم که آن درست است [و] از طرف پروردگار ماست؛ ما پیش از آن [هم‌] از تسلیم‌شوندگان بودیم.»///و زمانى که [قرآن] بر آنان تلاوت شود، می‌گویند: «ما به آن ایمان آوردیم. آن، حقى است از سوی پروردگارمان. ما پیش از این [نیز] اهل تسلیم بوده‌ایم.»///و چون آیات ما بر آنها تلاوت شود گویند: به آن ایمان آوردیم که این قرآن به حق از جانب پروردگار ما نازل شده، ما پیش از این نیز تسلیم فرمان خدا بودیم.///و چون [قرآن‌] بر آنان خوانده شود گویند به آن ایمان داریم آن حق و از جانب پروردگار ماست، ما پیش از آن اهل تسلیم [و باور] بوده‌ایم‌///و هنگامی که بر آنان خوانده شود می‌گویند: «به آن ایمان آوردیم؛ اینها همه حق است و از سوی پروردگار ماست؛ ما پیش از این هم مسلمان بودیم!»///و هر گاه خوانده شود بر ایشان گویند ایمان آوردیم بدان همانا آن است حق از پروردگار ما همانا بودیم پیش از آن اسلام‌آرندگان‌///و هنگامی‌که بر ایشان فرو خوانده شود، گویند: «بدان ایمان آوردیم، همان بی‌گمان تمامی حق از طرف پروردگار ماست‌؛ ما پیش از آن (هم) بی‌چون از تسلیم‌شوندگان بوده‌ایم.» quran_en_fa Twice will they be given their reward, for that they have persevered, that they avert Evil with Good, and that they spend (in charity) out of what We have given them. اینان به علت صبری که [بر ایمان و عمل به قرآن] کردند و بدی [مردم] را با نیکی و خوبی خود دفع می‌کنند و از آنچه به آنان روزی کرده‌ایم، انفاق می‌نمایند، دوبار پاداششان می‌دهند.///اینان به علت صبری که [بر ایمان و عمل به قرآن] کردند و بدی [مردم] را با نیکی و خوبی خود دفع می‌کنند و از آنچه به آنان روزی کرده‌ایم، انفاق می‌نمایند، دوبار پاداششان می‌دهند.///اینان به سبب صبرى که کرده‌اند دو بار پاداش داده شوند. اینان بدى را به نیکى مى‌زدایند و نیز از آنچه روزیشان داده‌ایم انفاق مى‌کنند.///آنان به پاس آن که صبر کردند، و بدى را با نیکى دفع مى‌کنند و از آنچه روزى‌شان کرده‌ایم انفاق مى‌کنند، دوبار پاداش داده مى‌شوند///آنانند که به [پاس‌] آنکه صبر کردند و [براى آنکه‌] بدى را با نیکى دفع مى‌نمایند و از آنچه روزى‌شان داده‌ایم انفاق مى‌کنند، دو بار پاداش خواهند یافت.///آنان به خاطر صبرشان [بر ایمان و عمل به قرآن‌]، دو برابر پاداش داده مى‌شوند. و [آنانند که] بدى‌ها را با نیکى دفع مى‌کنند و از آنچه روزى آنان کرده‌ایم، انفاق مى‌نمایند.///اینان را دو بار پاداش نیکو دهند، زیرا صبر و ثبات (در دین خود و اسلام هر دو) ورزیدند و بدی را به نیکی دفع می‌کنند و از آنچه روزی آنها کردیم انفاق می‌کنند.///اینانند که به خاطر صبری که ورزیده‌اند پاداششان دوباره داده شود، و بدی را با نیکی دفع کنند و از آنچه روزیشان کرده‌ایم انفاق کنند///آنها کسانی هستند که بخاطر شکیباییشان، اجر و پادششان را دو بار دریافت می‌دارند؛ و بوسیله نیکیها بدیها را دفع می‌کنند؛ و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم انفاق می‌نمایند؛///آنان داده شوند مزد خویش را دوبار بدانچه شکیبائی گزیدند و دور می‌کردند به خوبی بدی را و از آنچه روزیشان دادیم می‌دادند///ایشان - به (پاس) آنکه صبر کردند و بدی را با نیکی دفع می‌نمایند و از آنچه روزیشان داده‌ایم انفاق می‌کنند - پاداششان دو چندان به آنان داده می‌شود. quran_en_fa And when they hear vain talk, they turn away therefrom and say: "To us our deeds, and to you yours; peace be to you: we seek not the ignorant." و هنگامی که سخن بیهوده‌ای بشنوند، از آن روی برمی گردانند و می‌گویند: اعمال ما برای ما و اعمال شما برای شما، سلام بر شما [سلام متارکه]، ما خواستار [همنشینی و معاشرت با] نادانان نیستیم.///و هنگامی که سخن بیهوده‌ای بشنوند، از آن روی برمی گردانند و می‌گویند: اعمال ما برای ما و اعمال شما برای شما، سلام بر شما [سلام متارکه]، ما خواستار [همنشینی و معاشرت با] نادانان نیستیم.///و چون سخن لغوى بشنوند، از آن اعراض کنند و گویند: کردارهاى ما از آن ما و کردارهاى شما از آن شما. به سلامت بمانید. ما خواستار جاهلان نیستیم.///و چون سخن بیهوده بشنوند از آن روى بر مى‌تابند و مى‌گویند: اعمال ما از آن ما و اعمال شما از آن شماست سلام بر شما، ما طالب [معاشرت‌] جاهلان نیستیم///و چون لغوى بشنوند از آن روى برمى‌تابند و مى‌گویند: «کردارهاى ما از آن ما و کردارهاى شما از آن شماست، سلام بر شما، جویاى [مصاحبت‌] نادانان نیستیم.»///و هرگاه [سخن بیهوده و] لغوى را بشنوند، از آن روى برمی‌گردانند و می‌گویند: «کردار ما براى ما و کارهاى شما براى شما! [ما را به خیر و] شما را به سلامت! ما به سراغ نادانان نمى‌رویم.»///و چون سخن لغوی (از دشمنان دین) بشنوند از آن اعراض کنند و گویند: اعمال ما از ما و اعمال شما از شما، بروید سلامت باشید، که ما هرگز مردم (هرزه گوی) نادان را نمی‌طلبیم.///و چون لغوی بشنوند از آن روی بر می‌گردانند و گویند اعمال ما از آن ما و اعمال شما از آن شما، سلام بر شما، ما با نادانان کاری نداریم‌///و هرگاه سخن لغو و بیهوده بشنوند، از آن روی می‌گردانند و می‌گویند: «اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن خودتان؛ سلام بر شما (سلام وداع)؛ ما خواهان جاهلان نیستیم!»///و هر گاه می‌شنیدند بیهده (یاوه) را روی می‌گردانیدند از آن و گفتند ما را است کردار ما و شما را است کردار شما سلام بر شما نخواهیم نادانان را///و هنگامی که لغو بشنوند، از آن روی برتابند و گویند: «کردارهای ما از آن ما و کردارهای شما از آن شماست! سلام بر شما! (ما) جویای دستیابی به نادانان نیستیم.» quran_en_fa It is true thou wilt not be able to guide every one, whom thou lovest; but Allah guides those whom He will and He knows best those who receive guidance. قطعا تو نمی‌توانی هر که را خود دوست داری هدایت کنی، بلکه خدا هر که را بخواهد هدایت می‌کند؛ و او به هدایت پذیران داناتر است،///قطعا تو نمی‌توانی هر که را خود دوست داری هدایت کنی، بلکه خدا هر که را بخواهد هدایت می‌کند؛ و او به هدایت پذیران داناتر است،///تو هر کس را که بخواهى هدایت نمى‌کنى. خداست که هر که را بخواهد هدایت مى‌کند و او هدایت یافتگان را بهتر مى‌شناسد.///در حقیقت تو هر که را دوست دارى نمى‌توانى [به اجبار] هدایت کنى، لیکن خداست که هر کس را بخواهد هدایت مى‌کند، و او هدایت پذیران را بهتر مى‌شناسد///در حقیقت، تو هر که را دوست دارى نمى‌توانى راهنمایى کنى، لیکن خداست که هر که را بخواهد راهنمایى مى‌کند، و او به راه‌یافتگان داناتر است.///[اى پیامبر!] تو نمى‌توانى هر که را دوست دارى، هدایت کنى، بلکه خداوند است که هر کس را بخواهد، هدایت مى‌کند. و او به ره‌یافتگان آگاه‌تر است.///(ای رسول ما، با آنکه تو هادی خلقی) چنین نیست که هر کس را تو دوست بداری هدایت توانی کرد لیکن خدا هر که را خواهد هدایت می‌کند و او به حال آنان که قابل هدایتند آگاه‌تر است.///تو هرکس را که دوست داری هدایت نمی‌کنی، بلکه خداوند است که هرکس را که بخواهد هدایت می‌کند و او به رهیافتگان داناتر است‌///تو نمی‌توانی کسی را که دوست داری هدایت کنی؛ ولی خداوند هر کس را بخواهد هدایت می‌کند؛ و او به هدایت یافتگان آگاهتر است!///همانا تو رهبری نکنی آن را که دوست داری و لیکن خدا رهبری کند هر که را که خواهد و او است داناتر به راه‌یافتگان‌///به‌راستی تو هر که را دوست داری راهنمایی نکنی، لیکن خداست که هر که را بخواهد راهنمایی می‌کند و او به راه‌یافتگان (راستین، از دیگران) داناتر است. quran_en_fa They say: "If we were to follow the guidance with thee, we should be snatched away from our land." Have We not established for them a secure sanctuary, to which are brought as tribute fruits of all kinds,- a provision from Ourselves? but most of them understand not. و [مشرکان برای معذور بودن خود در نپذیرفتن هدایت] گفتند: اگر ما همراه تو از هدایت [قرآن] پیروی کنیم [به وسیله مشرکان قلدر عرب] از سرزمینمان [شهر مکه] ربوده خواهیم شد! آیا ما آنان را در حرم امنی جای ندادیم که همواره [در همه فصول سال] هر نوع میوه و محصولی که رزقی از سوی ماست به سوی آن گردآوری می‌شود؟ ولی بیشتر آنان معرفت و دانش [نسبت به واقعیات] ندارند.///و [مشرکان برای معذور بودن خود در نپذیرفتن هدایت] گفتند: اگر ما همراه تو از هدایت [قرآن] پیروی کنیم [به وسیله مشرکان قلدر عرب] از سرزمینمان [شهر مکه] ربوده خواهیم شد! آیا ما آنان را در حرم امنی جای ندادیم که همواره [در همه فصول سال] هر نوع میوه و محصولی که رزقی از سوی ماست به سوی آن گردآوری می‌شود؟ ولی بیشتر آنان معرفت و دانش [نسبت به واقعیات] ندارند.///گفتند: اگر از کیش تو پیروى کنیم، ما را از سرزمینمان بر مى‌کنند. آیا آنها را در حرمى امن جاى نداده‌ایم که همه گونه ثمرات در آن فراهم مى‌شود، و این رزقى است از جانب ما؟ ولى بیشترینشان نمى‌دانند.///و گفتند: اگر با تو از هدایت پیروى کنیم از سرزمین خود ربوده [و تبعید] خواهیم شد. آیا آنها را در حرمى امن جاى نداده‌ایم که فرآورده‌هاى هر چیزى که رزقى از جانب ماست به سوى آن سرازیر مى‌شود؟ ولى بیشترشان نمى‌دانند///و گفتند: «اگر با تو از [نور] هدایت پیروى کنیم، از سرزمین خود ربوده خواهیم شد.» آیا آنان را در حرمى امن جاى ندادیم که محصولات هر چیزى -که رزقى از جانب ماست- به سوى آن سرازیر مى‌شود؟ ولى بیشترشان نمى‌دانند.///و [کافران] گفتند: «اگر ما همراه تو از هدایت [قرآن‌] پیروى کنیم، [قدرتمندان عرب، ‌] ما را از سرزمینمان [مکه‌] خواهند ربود!» آیا ما آنان را در حرم امنى قرار ندادیم که همواره هر نوع میوه و محصولى که رزقى از سوى ماست، به سوى آن سرازیر مى‌شود؟ ولى بیشتر آنان نمى‌دانند!///و (برخی از اهل مکه) گفتند: اگر ما با تو طریق هدایت را (که اسلام است) پیروی کنیم ما را از سرزمین خود به زودی بربایند (و به دست ملت عرب که متفق بر علیه اسلامند از وطن آواره شویم). آیا ما (مکه را) بر ایشان حرمی امن قرار ندادیم که به این مکان (بی‌آب و گیاه) انواع نعمتها و ثمرات که ما روزیشان کردیم از هر طرف بیاورند؟ لیکن حقیقت این است که اکثر آنها نادانند.///و گویند اگر همراه تو از هدایت پیروی کنیم، از سرزمینمان ربوده و رانده شویم، [بگو] آیا آنان را در حرمی امن جای نداده‌ایم که فرآورده‌های هر چیز -که روزی‌ای از جانب ماست [جمع و] به سوی آنان ارسال می‌گردد؟ ولی بیشترینه آنان نمی‌دانند///آنها گفتند: «ما اگر هدایت را همراه تو پذیرا شویم، ما را از سرزمینمان می‌ربایند!» آیا ما حرم امنی در اختیار آنها قرار ندادیم که ثمرات هر چیزی (از هر شهر و دیاری) بسوی آن آورده می‌شود؟! رزقی است از جانب ما؛ ولی بیشتر آنان نمی‌دانند!///و گفتند اگر پیروی کنیم هدایت را با تو ربوده شویم از سرزمین خویش آیا فرمانروائیشان ندادیم در حرم امنی که آورده شود به سویش میوه‌های همه چیز روزیی از نزد ما لیکن بیشترشان نمی‌دانند///و گفتند: «اگر با تو از (این) رهنمون پیروی کنیم، از سرزمین خود بس ربوده خواهیم شد!» آیا و برایشان حرمی پر از آرامش را جایگاهی نداده‌ایم، که محصولات هر چیزی - که رزقی از جانب ماست - سوی آن گزینه و فراورده می‌شود؟ ولی بیشترشان نمی‌دانند. quran_en_fa And how many populations We destroyed, which exulted in their life (of ease and plenty)! now those habitations of theirs, after them, are deserted,- All but a (miserable) few! and We are their heirs! چه بسیار [اهل] شهرهایی را که [به سبب فراوانی نعمت] در زندگی خود گرفتار سرمستی و طغیان شده بودند، هلاک کردیم، پس این‌ها خانه‌های ایشان است که پس از آنان [خراب و ویران شده و] جز اندکی مورد سکونت قرار نگرفته‌اند، و فقط ما وارث آنان هستیم!///چه بسیار [اهل] شهرهایی را که [به سبب فراوانی نعمت] در زندگی خود گرفتار سرمستی و طغیان شده بودند، هلاک کردیم، پس این‌ها خانه‌های ایشان است که پس از آنان [خراب و ویران شده و] جز اندکی مورد سکونت قرار نگرفته‌اند، و فقط ما وارث آنان هستیم!///چه بسا مردم قریه‌اى را هلاک ساختیم که از زندگى خویش دچار سرمستى شده بودند و این خانه‌هاى آنهاست که بعد از آنها، جز اندک زمانى کس در آنها سکنى نگرفت و ما وارث آنان بودیم.///و چه بسیار شهرهایى را که [از شدت رفاه‌] در زندگى خویش طغیان کرده بودند هلاک کردیم، و این خانه‌هاى آنهاست که بعد از ایشان جز اندکى مورد سکونت قرار نگرفت، و وارثان، خود ما بودیم///و چه بسیار شهرها که هلاکش کردیم، [زیرا] زندگى خوش، آنها را سرمست کرده بود. این است سراهایشان که پس از آنان -جز براى عده کمى- مورد سکونت قرار نگرفته، و ماییم که وارث آنان بودیم.///و چه بسیار مناطقى که ما به خاطر طغیان در زندگى، نابود کردیم. این خانه‌هاى آنهاست که [خراب و ویران شده و] پس از آنان، جز اندکى [از انسان‌ها در آن] سکونت نکردند. و ما وارث [آنان] بوده‌ایم!///و چه بسیار شده که ما اهل دیاری را که به هوس‌رانی و خوش گذرانی پرداختند هلاک کردیم، و این خانه‌های (ویران) آنهاست که بعد از آنها جز عده قلیلی در آن دیار سکونت نیافت و تنها ما وارث (دیار آنها) بودیم.///و چه بسیار شهرها که از [شدت رفاه‌] زندگانیشان سرمستی می‌کردند نابود کردیم و این خانه‌هایشان است که پس از آنان جز اندکی مسکون نبوده است، و ما خود وارثانیم‌///و چه بسیار از شهرها و آبادیهایی را که بر اثر فراوانی نعمت، مست و مغرور شده بودند هلاک کردیم! این خانه‌های آنهاست (که ویران شده)، و بعد از آنان جز اندکی کسی در آنها سکونت نکرد؛ و ما وارث آنان بودیم!///و بسا نابود کردیم شهری را که کامرانی گرفته بود زندگی خویش را پس اینک نشیمنهای آنان که نشیمن نشدند پس از ایشان مگر اندکی و بودیم ما ارث‌برندگان‌///و چه بسیار گروه‌هایی را – که زندگی خوش آنها را سرمست کرده بود – به هلاکت رسانیدیم. پس اینهاست سراهایشان که پس از آنان - جز اندکی- مورد سکونت قرار نگرفته و ماییم، ما که وارث آنان بوده‌ایم. quran_en_fa Nor was thy Lord the one to destroy a population until He had sent to its centre a messenger, rehearsing to them Our Signs; nor are We going to destroy a population except when its members practise iniquity. و پروردگارت بر آن نبوده است که شهرها را نابود کند، تا آنکه [پیش از نابودی] در مرکز آنها پیامبری برانگیزد که آیات ما را بر آنان بخواند، و ما [در هیچ حالی از احوال] نابودکننده شهرها نبوده‌ایم مگر در حالی که اهلش ستمکار بوده‌اند.///و پروردگارت بر آن نبوده است که شهرها را نابود کند، تا آنکه [پیش از نابودی] در مرکز آنها پیامبری برانگیزد که آیات ما را بر آنان بخواند، و ما [در هیچ حالی از احوال] نابودکننده شهرها نبوده‌ایم مگر در حالی که اهلش ستمکار بوده‌اند.///پروردگار تو مردم قریه‌ها را هلاک نکرد تا آنگاه که از خودشان پیامبرى بر آنها مبعوث داشت و او آیات ما را بر آنها بخواند. و ما قریه‌ها را نابود نکرده‌ایم مگر آنکه مردمش ستمکار بوده‌اند.///و پروردگار تو هرگز ویرانگر شهرها نبوده است تا آن‌گاه که در مرکز آنها پیامبرى برانگیزد که آیات ما را بر ایشان تلاوت کند و ما ویران کننده‌ى شهرها نبودیم مگر آن که مردمش ستمکار بودند///و پروردگار تو [هرگز] ویرانگر شهرها نبوده است تا [پیشتر] در مرکز آنها پیامبرى برانگیزد که آیات ما را بر ایشان بخواند، و ما شهرها را -تا مردمشان ستمگر نباشند- ویران‌کننده نبوده‌ایم.///و پروردگارت قریه‌ها را نابود نمى‌کند، مگر این که در میان آنان پیامبرى برانگیزد، که آیات ما را بر آنان تلاوت کند. و ما هیچ آبادى را هلاک نکردیم، مگر آن که اهل آن ظالم بودند.///و پروردگار تو بر آن نیست که اهل هیچ شهر و دیاری را تا در مرکز آن رسولی نفرستد که آیات ما را بر آنها تلاوت کند هلاک کند، و ما هیچ دیاری را هلاک نکنیم مگر آنکه اهلش ظالم و بیدادگر باشند.///و پروردگار تو نابودگر شهرها نیست مگر آنکه در مرکز آنها پیامبری برانگیزد که بر آنان آیات ما را بخواند، و ما نابودکنندگان شهرها نیستیم مگر آنکه اهالی آنها ستمگر باشند///و پروردگار تو هرگز شهرها و آبادیها را هلاک نمی‌کرد تا اینکه در کانون آنها پیامبری مبعوث کند که آیات ما را بر آنان بخواند؛ و ما هرگز آبادیها و شهرها را هلاک نکردیم مگر آنکه اهلش ظالم بودند!///و نیست پروردگار تو نابودکننده شهرها تا برانگیزد در مادر آنها پیمبری که خواند بر ایشان آیتهای ما را و نیستیم ما نابودکننده شهرها مگر و مردم آنهایند ستمگران‌///و پروردگارت (هرگز) هلاک‌کننده‌ی مجتمعات نبوده تا (مگر اینکه) در مرکز آنها پیامبری بفرستد (که) آیاتمان را برایشان می‌خواند، و ما ویران‌کننده‌ی قریه‌‌ها نبوده‌ایم جز (در حالی که) اهلشان ستمکارانند. quran_en_fa The (material) things which ye are given are but the conveniences of this life and the glitter thereof; but that which is with Allah is better and more enduring: will ye not then be wise? آنچه به شما داده شده کالا و ابزار زندگی دنیا و زینت آن است، و آنچه نزد خداست بهتر و پایدارتر است؛ آیا نمی‌اندیشید؟///آنچه به شما داده شده کالا و ابزار زندگی دنیا و زینت آن است، و آنچه نزد خداست بهتر و پایدارتر است؛ آیا نمی‌اندیشید؟///چیزهایى که به شما داده شده است، برخوردارى و آرایش این زندگى دنیوى است. حال آنکه آنچه نزد خداست، بهتر و ماندنى‌تر است. چرا در نمى‌یابید؟///و آنچه به شما داده شده است، کالاى زندگى دنیا و زینت آن است، ولى آنچه نزد خداست بهتر و ماندنى‌تر است پس آیا نمى‌اندیشید///و هر آنچه به شما داده شده است، کالاى زندگى دنیا و زیور آن است، و [لى‌] آنچه پیش خداست بهتر و پایدارتر است؛ مگر نمى‌اندیشید؟///و آنچه به شما داده شده، بهره‌ى زندگى [زودگذر] دنیا و زینت آن است. و آنچه نزد خداست، بهتر و پایدارتر است. پس آیا نمى‌اندیشید؟!///و آنچه از نعمتها (ی این عالم) به شما داده شده متاع و زیور (بی‌قدر) زندگانی دنیاست و آنچه نزد خداست بسیار بهتر و باقی‌تر است، آیا فهم و عقل کار نمی‌بندید؟///و آنچه به شما داده شود بهره زندگانی دنیا و پیرایه آن است، و آنچه نزد خداوند است بهتر و پایدارتر است، آیا اندیشه نمی‌کنید///آنچه به شما داده شده، متاع زندگی دنیا و زینت آن است؛ و آنچه نزد خداست بهتر و پایدارتر است؛ آیا اندیشه نمی‌کنید؟!///و آنچه داده شدید از چیزی پس بهره زندگانی دنیا و زیور آن است و آنچه نزد خدا است بهتر و پایدارتر است آیا بخرد نمی‌یابید///و (هر) آنچه به شما داده شده است، پس کالای زندگی دنیا و زیور آن است. و آنچه نزد خداست بهتر و پایدارتر است. پس مگر خردورزی نمی‌کنید؟ quran_en_fa Are (these two) alike?- one to whom We have made a goodly promise, and who is going to reach its (fulfilment), and one to whom We have given the good things of this life, but who, on the Day of Judgment, is to be among those brought up (for punishment)? پس آیا کسی که وعده نیک به او داده‌ایم و حتما به آن خواهد رسید، مانند کسی است که او را [فقط] از کالا و ابزار زندگی دنیا برخوردارش کرده‌ایم، سپس او در روز قیامت از احضار شوندگان [برای عذاب] است؟!///پس آیا کسی که وعده نیک به او داده‌ایم و حتما به آن خواهد رسید، مانند کسی است که او را [فقط] از کالا و ابزار زندگی دنیا برخوردارش کرده‌ایم، سپس او در روز قیامت از احضار شوندگان [برای عذاب] است؟!///آیا آن کس که او را وعده‌هاى نیک داده‌ایم و آن وعده‌ها را خواهد دید، همانند کسى است که او را از متاع اینجهانى برخوردار کرده‌ایم و در روز قیامت هم به بازخواستش فرا مى‌خوانیم؟///آیا کسى که وعده‌ى نیکو به او داده‌ایم و او دیدار کننده آن است، مانند کسى است که از متاع زندگى دنیا بهره‌مندش گردانیدیم، سپس او روز قیامت از جمله احضار شدگان [براى کیفر] خواهد بود///آیا کسى که وعده نیکو به او داده‌ایم و او به آن خواهد رسید، مانند کسى است که از کالاى زندگى دنیا بهره‌مندش گردانیده‌ایم [ولى‌] او روز قیامت از [جمله‌] احضارشدگان [در آتش‌] است؟///پس آیا کسى که به او وعده‌اى نیکو داده‌ایم و او آن را خواهد دید، مانند کسى است که او را از بهره‌ى زندگى دنیا بهره‌مند ساخته‌ایم، سپس او در روز قیامت از احضارشدگان خواهد بود؟!///آیا آن کس که ما به او وعده نیکو (ی بهشت ابدی) داده‌ایم مانند کسی است که او را از متاع دنیا (ی فانی) بهره‌مند ساختیم سپس در قیامت او را (برای حساب و مجازات) حاضر آرند.///آیا کسی که به او وعده‌ای نیکو داده‌ایم و او دریابنده آن است، مانند کسی است که به بهره زندگانی دنیا بهره‌مندش ساخته‌ایم، سپس در روز قیامت از حاضر شدگان [در صحنه عذاب‌] است‌///آیا کسی که به او وعده نیکو داده‌ایم و به آن خواهد رسید، همانند کسی است که متاع زندگی دنیا به او داده‌ایم سپس روز قیامت (برای حساب و جزا) از احضارشدگان خواهد بود؟!///آیا آن را که وعده‌ای دادیم وعده نیکی پس او است بدان رسنده مانند آن است که کامیابیش دادیم کامیابی زندگانی دنیا سپس او است روز قیامت از احضارشدگان‌///آیا پس کسی که وعده‌ی نیکو به او داده‌ایم (و) در نتیجه او بدان رسنده است، مانند کسی است که از کالای زندگی دنیا بهره‌مندش گردانیده‌ایم، سپس او روز قیامت از (جمله‌ی) احضار شدگان (برای حساب و جزا) ست؟ quran_en_fa That Day (Allah) will call to them, and say "Where are my 'partners'?- whom ye imagined (to be such)?" و [یاد کن] روزی را که خدا آنان را ندا می‌دهد و می‌گوید: کجایند معبودانی که می‌پنداشتید شریکان من [در ربوبیت] هستند؟///و [یاد کن] روزی را که خدا آنان را ندا می‌دهد و می‌گوید: کجایند معبودانی که می‌پنداشتید شریکان من [در ربوبیت] هستند؟///و روزى که آنان را ندا مى‌دهد و مى‌گوید: شریکانى را که براى من مى‌پنداشته‌اید کجایند؟///و روزى که آنها را ندا مى‌دهد و مى‌گوید: آن شریکان من که مى‌پنداشتید کجایند///و [به یاد آور] روزى را که آنان را ندا مى‌دهد و مى‌فرماید: «آن شریکان من، که مى‌پنداشتید کجایند؟»///و روزى که [خداوند] آنها را ندا مى‌دهد، پس مى‌گوید: «کجایند آن شریکانى که براى من مى‌پنداشتید؟!»///و (یاد آور) روزی که خدا آن مشرکان را ندا کند و گوید که کجا شدند آن خدایانی که شریکان من می‌پنداشتید؟///و روزی که به ایشان ندا در دهد و فرماید پس همتایان من که شما گمان می‌بردید، کجا هستند؟///روزی را (به خاطر بیاورید) که خداوند آنان را ندا میدهد و میگوید: «کجا هستند همتایانی که برای من می‌پنداشتید؟!»///و روزی که خواندشان پس گوید کجایند شریکان من آنان که بودید می‌پنداشتید///و روزی که (خدا) آنان را ندا در می‌دهد، پس فرماید: «شریکان من - که می‌پنداشته‌اید - کجایند؟» quran_en_fa Those against whom the charge will be proved, will say: "Our Lord! These are the ones whom we led astray: we led them astray, as we were astray ourselves: we free ourselves (from them) in Thy presence: it was not us they worshipped." کسانی که عذاب بر آنان حتمی و لازم شده [از سردمداران شرک و کفر که مردم را به اطاعت و بندگی خود واداشتند] می‌گویند: پروردگارا! اینانند [مطیعان ما] که گمراهشان کردیم، همان گونه که ما [به اختیار خود] گمراه شدیم آنان را نیز [به اختیار و انتخاب خودشان] گمراه کردیم، [از آنان] به سوی تو بیزاری می‌جوییم، ما را نمی‌پرستیدند، [بلکه هوای نفسشان را می‌پرستیدند،]///کسانی که عذاب بر آنان حتمی و لازم شده [از سردمداران شرک و کفر که مردم را به اطاعت و بندگی خود واداشتند] می‌گویند: پروردگارا! اینانند [مطیعان ما] که گمراهشان کردیم، همان گونه که ما [به اختیار خود] گمراه شدیم آنان را نیز [به اختیار و انتخاب خودشان] گمراه کردیم، [از آنان] به سوی تو بیزاری می‌جوییم، ما را نمی‌پرستیدند، [بلکه هوای نفسشان را می‌پرستیدند،]///آنان که حکم درباره‌شان محقق شده مى‌گویند: اى پروردگار ما، اینان کسانى هستند که ما گمراهشان کردیم. از آن رو گمراهشان کردیم که خود گمراه بودیم. از آنها بیزارى مى‌جوییم و به تو مى‌گرویم. اینان ما را نمى‌پرستیده‌اند.///آنان که حکم عذاب برایشان حتمى شده مى‌گویند: پروردگارا! اینانند کسانى که گمراهشان کردیم گمراهشان کردیم هم چنان که خود گمراه شدیم. [ما از آنها] به سوى تو بیزارى مى‌جوییم. اینان ما را نمى‌پرستیدند [بلکه هواى نفس خود را مى‌پرستیدند]///آنان که حکم [عذاب‌] بر ایشان واجب آمده، مى‌گویند: «پروردگارا، اینانند کسانى که گمراه کردیم، گمراهشان کردیم همچنانکه خود گمراه شدیم، [از آنان‌] به سوى تو بیزارى مى‌جوییم، ما را نمى‌پرستیدند [بلکه پندار خود را دنبال مى‌کردند].»///آن [شریکان،] کسانى که حکم عذاب بر آنان محقق گشته است، مى‌گویند: «پروردگارا! اینان کسانى هستند که ما گمراه کرده‌ایم. همان‌گونه که خود گمراه بودیم، آنها را [نیز] گمراه کردیم، [اما اینک از آنان] به سوى تو بیزارى مى‌جوییم. [اینان در واقع] ما را نمى‌پرستیدند، [بلکه به دنبال هواپرستى و هوسرانى خود بودند.]»///در آن حال آنان که وعده عذابشان محقق و حتمی شده (یعنی پیشوایان کفر) گویند: پروردگارا، ما که این مردم را گمراه کردیم سببش گمراهی ما بود که خلق را هم مانند خود گمراه می‌خواستیم، و امروز (از پیروان خود) به سوی تو بیزاری می‌جوییم که آنها (از روی عقیده) ما را نمی‌پرستیدند (بلکه به هوای نفس خود در پی ما آمدند).///کسانی که حکم [عذاب‌] بر آنان تعلق گرفته گویند پروردگارا اینان کسانی هستند که ما گمراهشان کردیم، ما همچنان که خود گمراه بودیم آنان را گمراه کردیم، [اینک‌] در نزد تو تبری می‌جوییم، ایشان [در واقع‌] ما را نمی‌پرستیدند///گروهی (از معبودان) که فرمان عذاب درباره آنها مسلم شده است میگویند: «پروردگارا! ما اینها [= عابدان‌] را گمراه کردیم؛ (آری) ما آنها را گمراه کردیم همان‌گونه که خودمان گمراه شدیم؛ ما از آنان به سوی تو بیزاری می‌جوییم؛ آنان در حقیقت ما را نمی‌پرستیدند (بلکه هوای نفس خود را پرستش می‌کردند)!»///گفتند آنان که فرود آمده بود بر ایشان سخن پروردگار اینانند که گمراه کردیم گمراهشان کردیم بدانسان که گمراه شدیم بیزاری جستیم به سویت نبودند ما را پرستندگان‌///آنان که قول (عذاب) بر ایشان حق و ثابت آمده، گفتند: «پروردگارمان! اینانند کسانی که گمراه کردیم، گمراهشان کردیم همچنان که خود گمراه شدیم. (از آنان) سوی تو بیزاری جستیم. (آنها) تنها ما را نمی‌پرستیدند (بلکه نخست هواهای نفسانی خود را می‌پرستیدند).» quran_en_fa It will be said (to them): "Call upon your 'partners' (for help)": they will call upon them, but they will not listen to them; and they will see the Penalty (before them); (how they will wish) 'if only they had been open to guidance!' و [به مطیعان] گفته شود: شریکان خود را [که می‌پرستیدید] بخوانید. پس آنها را می‌خوانند ولی آنها پاسخشان را نمی‌دهند، و عذاب را می‌بینند و آرزو می‌کنند که‌ای کاش هدایت می‌یافتند،///و [به مطیعان] گفته شود: شریکان خود را [که می‌پرستیدید] بخوانید. پس آنها را می‌خوانند ولی آنها پاسخشان را نمی‌دهند، و عذاب را می‌بینند و آرزو می‌کنند که‌ای کاش هدایت می‌یافتند،///و گفته شود: اکنون بتانتان را بخوانید. مى‌خوانندشان، ولى به آنها پاسخ نمى‌دهند. و چون عذاب را ببینند آرزو کنند که کاش از هدایت‌یافتگان مى‌بودند.///و گفته شود: شریکان خود را فراخوانید. پس آنها را مى‌خوانند، ولى پاسخشان نمى‌دهند و عذاب را مى‌بینند [و آرزو مى‌کنند] کاش هدایت یافته بودند///و [به آنان‌] گفته مى‌شود: «شریکان خود را فرا خوانید.» [پس آنها را مى‌خوانند] ولى پاسخشان نمى‌دهند و عذاب را مى‌بینند [و آرزو مى‌کنند که‌] اى کاش هدایت‌یافته بودند.///و [در این هنگام به مشرکان] گفته مى‌شود: «معبودانى را که شریک خدا مى‌پنداشتید، بخوانید!» پس آنها را مى‌خوانند؛ اما [معبودان] جوابى به آنها نمى‌دهند. و [در این حال] عذاب الهى را مى‌بینند [که آنان را در برمى‌گیرد، پس آرزو مى‌کنند] اى کاش، هدایت یافته بودند.///و (در آن روز به مردم بت پرست) گویند: اینک آنان را که شریک خدا گرفتید بخوانید (تا شما را از عذاب برهانند)، آنها را بخوانند ولی جواب به ایشان ندهند و چون عذاب را به چشم ببینند آرزو کنند که‌ای کاش (مانند مؤمنان) هدایت یافته بودند.///گفته شود همتایانی را که قائل بودید بخوانید آنگاه بخوانندشان، ولی آنان به ایشان پاسخ ندهند و عذاب را بنگرند، و تمنا کنند که کاش ایشان رهیافته بودند///و به آنها [= عابدان‌] گفته می‌شود: «معبودهایتان را که همتای خدا می‌پنداشتید بخوانید (تا شما را یاری کنند)!» معبودهایشان را می‌خوانند، ولی جوابی به آنان نمی‌دهند! و (در این هنگام) عذاب الهی را (با چشم خود) می‌بینند، و آرزو می‌کنند ای کاش هدایت یافته بودند!///و گفته شد بخوانید شریکان خود را پس خواندند ایشان را پس پاسخ نگفتندشان و دیدند عذاب را اگر بودند هدایت می‌شدند///و (به آنان) گفته شد: «شریکانتان را بخوانید.» پس آنان را خواندند، در نتیجه پاسخشان ندادند و عذاب را دیدند (و آرزو کردند که) ای کاش هدایت‌یافته بودند. quran_en_fa That Day (Allah) will call to them, and say: "What was the answer ye gave to the messengers?" و روزی که خدا آنان را ندا می‌دهد و می‌گوید: چه پاسخی به پیامبران دادید؟///و روزی که خدا آنان را ندا می‌دهد و می‌گوید: چه پاسخی به پیامبران دادید؟///و روزى که خدا ندایشان دهد و گوید: پیامبران را چگونه اجابت کردید؟///و روزى را که خدا آنها را ندا مى‌دهد و مى‌گوید: فرستادگان را چه پاسخ دادید///و روزى را که [خدا] آنان را ندا درمى‌دهد و مى‌فرماید: «فرستادگان [ما] را چه پاسخ دادید؟»///و روزى که [خداوند] آنها را ندا مى‌دهد، پس مى‌گوید: «به پیامبران [و فرستادگان من] چه پاسخى دادید؟»///و روزی که خدا خلق را ندا کند که شما چگونه به رسولان (حق) پاسخ دادید؟///و روزی که ایشان را ندا در دهد و فرماید به فرستادگان چه پاسخی دادید؟///(به خاطر آورید) روزی را که خداوند آنان را ندا می‌دهد و می‌گوید: «چه پاسخی به پیامبران (من) گفتید؟!»///و روزی که خواندشان پس گوید چه چیز پاسخ گفتید به فرستادگان‌///و روزی را که (خدا) آنان را ندا در دهد، پس فرماید: «فرستادگان (مان) را چه پاسخ دادید؟» quran_en_fa Then the (whole) story that Day will seem obscure to them (like light to the blind) and they will not be able (even) to question each other. پس در آن روز [به خاطر ترس و هراس فراگیر و به سبب محجوب بودن دل هایشان و قطع رابطه آنان با علل و اسباب، همه] اخبار [واقعی] بر آنان پوشیده ماند [و راه نجات از همه طرف بر آنان مسدود است]، بنابراین از یکدیگر پرسش هم نمی‌کنند،///پس در آن روز [به خاطر ترس و هراس فراگیر و به سبب محجوب بودن دل هایشان و قطع رابطه آنان با علل و اسباب، همه] اخبار [واقعی] بر آنان پوشیده ماند [و راه نجات از همه طرف بر آنان مسدود است]، بنابراین از یکدیگر پرسش هم نمی‌کنند،///در این روز خبرها بر آنان پوشیده شود و از یکدیگر نیز نتوانند پرسید.///پس در آن روز خبرها برایشان پوشیده بماند، پس از یکدیگر نیز نمى‌پرسند///پس در آن روز اخبار بر ایشان پوشیده گردد و از یکدیگر نمى‌توانند بپرسند.///پس در آن روز، همه‌ى اخبار بر آنان پوشیده مى‌ماند، از این رو آنان از یکدیگر [چیزى] نمى‌پرسند.///پس راه هر گونه عذر و سخن، آن روز بر آنها پوشیده و مسدود شده و هیچ (از هول عذاب) سؤال و جواب نکنند.///آنگاه در آن روز همه اخبار و احوال بر آنان مشتبه شود، و ایشان همپرسی نکنند///در آن روز، همه اخبار به آنان پوشیده می‌ماند، (حتی نمی‌توانند) از یکدیگر سؤالی کنند!///پس کور شود بر ایشان آگهیها در آن روز پس از همدیگر نپرسند///در چنان روزی اخبار مهم بر ایشان بسی پوشیده گشت؛ پس از یکدیگر نمی‌پرسند. quran_en_fa But any that (in this life) had repented, believed, and worked righteousness, will have hopes to be among those who achieve salvation. و اما کسی که [از شرک و عصیان] توبه کرده و ایمان آورده و کار شایسته انجام داده، امید است که از رستگاران باشد،///و اما کسی که [از شرک و عصیان] توبه کرده و ایمان آورده و کار شایسته انجام داده، امید است که از رستگاران باشد،///اما آن کس که توبه کرده و ایمان آورده و عمل صالح به جاى آورده، شاید که از رستگاران باشد.///و اما کسى که توبه کند و ایمان آورد و به کار شایسته بپردازد، امید که از رستگاران شود///و اما کسى که توبه کند و ایمان آورد و به کار شایسته پردازد، امید که از رستگاران باشد.///اما هر کس [در این دنیا] توبه کند و ایمان بیاورد و کار شایسته‌اى کند، پس امید است که از رستگاران باشد.///اما آن کس که توبه کرده و ایمان آورده و عمل صالح به جای آورده امید است که از رستگاران باشد.///و اما کسی که توبه کند و ایمان آورد و کاری شایسته در پیش گیرد، چه بسا از رستگاران باشد///اما کسی که توبه کند، و ایمان آورد و عمل صالحی انجام دهد، امید است از رستگاران باشد!///اما آنکه توبه کند و ایمان آرد و کردار شایسته کند پس امید است آنکه باشد از رستگاران‌///پس اما کسی که توبه کرد و ایمان آورد و به کار شایسته پرداخت، شاید از رستگارکنندگان باشد. quran_en_fa Thy Lord does create and choose as He pleases: no choice have they (in the matter): Glory to Allah! and far is He above the partners they ascribe (to Him)! و پروردگارت آنچه را بخواهد می‌آفریند و [آنچه را بخواهد] بر می‌گزیند، برای آنان [در برابر اراده او در قلمرو تکوین و تشریع] اختیاری نیست؛ منزه است خدا و برتر است از آنچه برای او شریک می‌گیرند،///و پروردگارت آنچه را بخواهد می‌آفریند و [آنچه را بخواهد] بر می‌گزیند، برای آنان [در برابر اراده او در قلمرو تکوین و تشریع] اختیاری نیست؛ منزه است خدا و برتر است از آنچه برای او شریک می‌گیرند،///پروردگار تو هر چه را که بخواهد مى‌آفریند و برمى‌گزیند. ولى ایشان را توان اختیار نیست. منزه است خدا و از هر چه برایش شریک مى‌سازند برتر است.///و پروردگار تو هر چه بخواهد مى‌آفریند و بر مى‌گزیند، و آنها را اختیارى نیست. منزه است خدا و فراتر است از چیزى که [با او] شریک مى‌کنند///و پروردگار تو هر چه را بخواهد مى‌آفریند و برمى‌گزیند، و آنان اختیارى ندارند. منزه است خدا، و از آنچه [با او] شریک مى‌گردانند برتر است.///و پروردگارت آنچه را بخواهد، مى‌آفریند، و برمى‌گزیند. براى آنان [در برابر خداوند] حق انتخابى نیست. منزه است خدا. و برتر است از آنچه [براى او] شرک مى‌ورزند.///و خدای تو هر چه خواهد بیافریند و (هر کس را صلاح داند) بر گزیند، دیگران را (در نظم عالم) هیچ اختیار و گزینشی نیست، ذات پاک الهی منزه و برتر از آن است که به او شرک آورند.///و پروردگارت آنچه بخواهد می‌آفریند و بر می‌گزیند، اختیاری برای آنان نیست، خداوند پاک و فراتر از شرکی است که می‌ورزند///پروردگار تو هر چه بخواهد می‌آفریند، و هر چه بخواهد برمی‌گزیند؛ آنان (در برابر او) اختیاری ندارند؛ منزه است خداوند، و برتر است از همتایانی که برای او قائل می‌شوند!///و پروردگارت می‌آفریند هر آنچه خواهد و برگزیند نیستشان اختیاری منزه و برتر است خدا از آنچه شرک ورزند///و پروردگارت هر چه بخواهد می‌آفریند و بر می‌گزیند. برای آنان (هرگز) اختیار (آفرینش) نبوده است. منزه است خدا و از آنچه (با او) شریک می‌گردانند برتر است. quran_en_fa And thy Lord knows all that their hearts conceal and all that they reveal. و پروردگارت آنچه را سینه هایشان پنهان می‌نماید و آنچه را آشکار می‌کند، می‌داند///و پروردگارت آنچه را سینه هایشان پنهان می‌نماید و آنچه را آشکار می‌کند، می‌داند///و پروردگار تو هر چه را که در دل پنهان داشته‌اند یا آشکار کرده‌اند مى‌داند.///و پروردگار تو آنچه را سینه‌هایشان مستور مى‌دارد و آنچه را آشکار مى‌کنند مى‌داند///و آنچه را سینه‌هایشان پوشیده یا آشکار مى‌دارد، پروردگارت مى‌داند.///و پروردگار تو، آنچه را سینه‌هایشان پنهان مى‌دارند و آنچه را آشکار مى‌سازند، مى‌داند.///و خدای تو به آنچه خلق در دل پنهان کنند و یا آشکار سازند به همه آگاه است.///و پروردگارت آنچه دلهایشان پنهان می‌دارد و آنچه آشکار می‌دارد می‌داند///و پروردگار تو می‌داند آنچه را که سینه‌هایشان پنهان می‌دارد و آنچه را آشکار می‌سازند!///و پروردگار تو داند آنچه نهان می‌دارد سینه‌های ایشان و آنچه پدیدار کند///و پروردگارت آنچه را سینه‌هایشان فرو می‌پوشاند یا آشکار می‌دارد، می‌داند. quran_en_fa And He is Allah: There is no god but He. To Him be praise, at the first and at the last: for Him is the Command, and to Him shall ye (all) be brought back. و اوست خدا که معبودی جز او نیست، همه ستایش‌ها در دنیا و آخرت ویژه اوست، و فرمانروایی فقط برای اوست، و تنها به سوی او بازگردانده می‌شوید.///و اوست خدا که معبودی جز او نیست، همه ستایش‌ها در دنیا و آخرت ویژه اوست، و فرمانروایی فقط برای اوست، و تنها به سوی او بازگردانده می‌شوید.///اوست خداى یکتا. هیچ خدایى به جز او نیست. ستایش خاص اوست، چه در این جهان و چه در جهان دیگر. و فرمان فرمان اوست. و همگان به او بازگردانده مى‌شوید.///و اوست خداوند جز او معبودى نیست، و حمد در دنیا و آخرت از آن اوست، و حاکمیت نیز از آن اوست، و به سوى او بازگردانده مى‌شوید///و اوست خدا [یى که‌] جز او معبودى نیست. در این [سراى‌] نخستین و در آخرت، ستایش از آن اوست، و فرمان، او راست و به سوى او بازگردانیده مى‌شوید.///اوست خدایی که معبودى جز او نیست. ستایش در دنیا و آخرت مخصوص اوست. حاکمیت تنها از آن اوست و به سوى او بازگردانده مى‌شوید.///و اوست خدای یکتا که جز او هیچ خدایی نیست، هم ستایش در اول و آخر عالم (در این جهان و آن جهان) مخصوص او، هم حکم و سلطنت جهان با او و هم رجوع شما به سوی اوست.///و او خداوند است که خدایی جز او نیست، سپاس او را در آغاز و انجام، و حکم او راست و به سوی او باز گردانده می‌شوید///و او خدایی است که معبودی جز او نیست؛ ستایش برای اوست در این جهان و در جهان دیگر؛ حاکمیت (نیز) از آن اوست؛ و همه شما به سوی او بازگردانده می‌شوید!///و او است خدا نیست خدائی جز او برای او است سپاس در آغاز و انجام و برای او است حکم و به سویش بازگردانیده شوید///و اوست خدا. جز او معبودی نیست. در دنیا و آخرت، تنها سپاس از آن اوست و فرمان تنها او راست و تنها سوی او باز گردانیده می‌شوید. quran_en_fa Say: See ye? If Allah were to make the night perpetual over you to the Day of Judgment, what god is there other than Allah, who can give you enlightenment? Will ye not then hearken? بگو: به من خبر دهید، اگر خدا شب را بر شما تا روز قیامت پاینده و جاوید کند، کدام معبودی است جز خدا که برای شما روشنایی بیاورد؟ پس آیا [دعوت او را] نمی‌شنوید؟///بگو: به من خبر دهید، اگر خدا شب را بر شما تا روز قیامت پاینده و جاوید کند، کدام معبودی است جز خدا که برای شما روشنایی بیاورد؟ پس آیا [دعوت او را] نمی‌شنوید؟///بگو: چه تصور مى‌کنید اگر الله شبتان را تا روز قیامت طولانى سازد؟ جز او کدام خداست که شما را روشنى ارزانى دارد؟ مگر نمى‌شنوید؟///بگو: چه مى‌پندارید؟ اگر خدا شب را تا روز رستاخیز بر شما ادامه دهد، جز خداوند کدامین معبود براى شما روشنى مى‌آورد؟ آیا نمى‌شنوید///بگو: «هان، چه مى‌پندارید اگر خدا تا روز رستاخیز شب را بر شما جاوید بدارد؛ جز خداوند کدامین معبود براى شما روشنى مى‌آورد؟ آیا نمى‌شنوید؟»///بگو: «آیا اندیشیده‌اید که اگر خدا شب را تا روز رستاخیز بر شما پایدار بدارد، کدام معبودى جز الله براى شما روشنى خواهد آورد؟ پس آیا نمى‌شنوید؟»///(به این مردم مشرک) بگو: چه تصور می‌کنید اگر خدا ظلمت شب را بر شما تا قیامت پاینده و ابدی گرداند جز خدا کیست خدایی که بتواند برای شما روشنی روز پدید آرد؟ آیا سخن نمی‌شنوید؟///بگو بیندیشید اگر خداوند شب را بر شما تا روز قیامت پاینده گرداند، چه خدایی جز خداوند برای شما روشنایی به میان می‌آورد، آیا نمی‌شنوید؟///بگو: «به من خبر دهید اگر خداوند شب را تا قیامت بر شما جاودان سازد، آیا معبودی جز خدا می‌تواند روشنایی برای شما بیاورد؟! آیا نمی‌شنوید؟!»///بگو آیا دیده‌اید اگر بگرداند خدا بر شما شب را پیوسته تا روز رستاخیز کدام خدا است جز خدا که بیارد شما را پرتوی آیا نمی‌شنوید///بگو: «آیا (چنان) دیدید (که) اگر خدا تا روز رستاخیز شب را بر شما جاودان بدارد، جز خدا کدامین معبود برای شما روشنی می‌آورد؟ آیا پس (از این هم) نمی‌شنوید؟» quran_en_fa Say: See ye? If Allah were to make the day perpetual over you to the Day of Judgment, what god is there other than Allah, who can give you a night in which ye can rest? Will ye not then see? بگو: به من خبر دهید اگر خدا روز را بر شما تا روز قیامت پاینده و جاوید کند، کدام معبودی است جز خدا که شبی را برای شما بیاورد تا در آن بیارامید؟ پس آیا [آثار قدرت او را] نمی‌بینید؟///بگو: به من خبر دهید اگر خدا روز را بر شما تا روز قیامت پاینده و جاوید کند، کدام معبودی است جز خدا که شبی را برای شما بیاورد تا در آن بیارامید؟ پس آیا [آثار قدرت او را] نمی‌بینید؟///بگو: چه تصور مى‌کنید اگر الله روزتان را تا روز قیامت طولانى سازد؟ جز او کدام خداست که شما را شب ارزانى دارد که در آن بیاسایید؟ مگر نمى‌بینید؟///بگو: چه مى‌پندارید؟ اگر خدا روز را تا روز قیامت بر شما ادامه دهد، جز خدا کدامین معبود براى شما شبى مى‌آورد که در آن آرام گیرید؟ آیا نمى‌بینید///بگو: «هان، چه مى‌پندارید اگر خدا تا روز قیامت روز را بر شما جاوید بدارد؛ جز خداوند کدامین معبود براى شما شبى مى‌آورد که در آن آرام گیرید، آیا نمى‌بینید؟»///بگو: «آیا اندیشیده‌اید که اگر خداوند، روز را بر شما تا روز رستاخیز جاودان بدارد، کدام معبودى جز الله براى شما شب خواهد آورد، تا در آن آرامش [و آسایش] یابید؟ پس آیا نمى‌نگرید؟»///باز بگو: چه تصور می‌کنید اگر خدا برای شما روز را تا قیامت پاینده و ابدی قرار دهد جز خدا کیست خدایی که برای آرامش و استراحت شما شب را پدید گرداند؟ آیا چشم بصیرت (به حکمت گردش روز و شب) نمی‌گشایید؟///بگو بیندیشید اگر خداوند روز را بر شما تا روز قیامت پاینده گرداند، چه خدایی جز خداوند برای شما شب را به میان می‌آورد که در آن بیارامید، آیا نمی‌نگرید؟///بگو: «به من خبر دهید اگر خداوند روز را تا قیامت بر شما جاودان کند، کدام معبود غیر از خداست که شبی برای شما بیاورد تا در آن آرامش یابید؟ آیا نمی‌بینید؟!»///بگو آیا دیده‌اید اگر گرداند خدا بر شما روز را همیشگی تا روز قیامت کدام خدا است جز خدا که آوردتان شبی که آرامش گیرید در آن آیا نمی‌بینید///بگو: «آیا (چنان) دیدید (که) اگر خدا تا روز قیامت روز را بر شما جاودان بدارد، جز خدا کدامین معبود برای شما شبی می‌آورد که در آن آرام گیرید؟ آیا پس (از این هم) درست نمی‌نگرید؟» quran_en_fa It is out of His Mercy that He has made for you Night and Day,- that ye may rest therein, and that ye may seek of his Grace;- and in order that ye may be grateful. و از رحمت خود شب و روز را برای شما قرار داد، تا در شب بیارامید و [در روز] رزق و روزی بجویید، باشد که سپاس گزاری کنید.///و از رحمت خود شب و روز را برای شما قرار داد، تا در شب بیارامید و [در روز] رزق و روزی بجویید، باشد که سپاس گزاری کنید.///و از رحمت او آنکه براى شما شب و روز را پدید آورد تا در آن یک بیاسایید و در این یک به طلب روزى برخیزید، باشد که سپاس گویید.///و از رحمت خداست که شب و روز را براى شما پدید آورد تا در این [یک‌] بیارامید و [در آن یک‌] از کرم او [روزى‌] بجویید و باشد که شکر گزارید///و از رحمتش برایتان شب و روز را قرار داد تا در این [یک‌] بیارامید و [در آن یک‌] از فزون‌بخشى او [روزى خود] بجویید، باشد که سپاس بدارید.///و از رحمت اوست که براى شما شب و روز را قرار داد تا در آن آرامش یابید و از فضل او [روزى خود را] بجویید، و باشد که شکر گزارید.///یکی از (هزاران لطف و) رحمت‌های خدا آن است که شب و روز را برای شما قرار داده تا در شب آرام گیرید و در روز از فضل خدا (یعنی روزی) طلب کنید، و باشد که شکرگزار (نعمتهای خدا) شوید.///و از رحمت او [این است که‌] برای شما شب و روز آفریده است تا در آن بیارامید، و از فضل او روزی خویش بجویید باشد که سپاس بگزارید///و از رحمت اوست که برای شما شب و روز قرار داد تا هم در آن آرامش داشته باشید و هم برای بهره‌گیری از فضل خدا تلاش کنید، و شاید شکر نعمت او را بجا آورید!///و از رحمتش نهاد برای شما شب و روز را تا بیارامید در آن و تا جوئید از فضلش و شاید سپاسگزارید///و از رحمتش شب و روز را برایتان قرار داد، تا در این (یک) بیارمید و (در آن یک) از فزون‌بخشی او (روزی خود را) بجویید و شاید شما سپاس گزارید. quran_en_fa The Day that He will call on them, He will say: "Where are my 'partners'? whom ye imagined (to be such)?" و [یاد کن] روزی را که خدا آنان را ندا می‌کند و می‌گوید: کجایند معبودانی که می‌پنداشتید شریکان من [در ربوبیت] هستند؟///و [یاد کن] روزی را که خدا آنان را ندا می‌کند و می‌گوید: کجایند معبودانی که می‌پنداشتید شریکان من [در ربوبیت] هستند؟///و روزى که خدا ندایشان دهد و گوید: شریکانى را که براى من تصور مى‌کردید، کجایند؟///و روزى که [خداوند] ندایشان مى‌دهد و مى‌گوید: کجایند آن شریکانى که براى من مى‌پنداشتید///و [یاد کن‌] روزى را که ندایشان مى‌کند و مى‌فرماید: «آن شریکان که مى‌پنداشتید کجایند؟»///و روزى که [خداوند] آنها را ندا مى‌دهد و مى‌گوید: «کجایند آن [همتایان و] شریکانى که براى من مى‌پنداشتید؟!»///و (یاد آر) روزی که خدا مشرکان را ندا کرده و گوید که آن بتان و معبودان (باطل) که شریک من می‌پنداشتید کجا رفتند؟///و روزی که به ایشان ندا در دهد و فرماید پس همتایان من که شما گمان می‌بردید، کجا هستند؟///(به خاطر آورید) روزی را که آنها را ندا می‌دهد و می‌گوید: «کجایند همتایانی که برای من می‌پنداشتید؟!»///و روزی که بخواندشان پس گوید کجا است شریکانم آنان که بودید می‌پنداشتید///و روزی را که (خدا) ندایشان دهسد، پس فرماید: «شریکان من که می‌پنداشته‌اید کجایند؟» quran_en_fa And from each people shall We draw a witness, and We shall say: "Produce your Proof": then shall they know that the Truth is in Allah (alone), and the (lies) which they invented will leave them in lurch. و از هر امتی گواه مطلع و آگاهی [چون پیامبر یا امام معصوم یا شخصی عادل و صالح] بیرون می‌آوریم، و [در محضر او به امت] می‌گوییم: دلیل خود را [بر درستی آیین شرک] بیاورید. پس برای آنان یقینی شود که بی تردید حق [یعنی توحید] ویژه خداست، و آنچه را به دروغ [به عنوان شریک خدا] می‌ساختند از دستشان می‌رود و گم می‌شود.///و از هر امتی گواه مطلع و آگاهی [چون پیامبر یا امام معصوم یا شخصی عادل و صالح] بیرون می‌آوریم، و [در محضر او به امت] می‌گوییم: دلیل خود را [بر درستی آیین شرک] بیاورید. پس برای آنان یقینی شود که بی تردید حق [یعنی توحید] ویژه خداست، و آنچه را به دروغ [به عنوان شریک خدا] می‌ساختند از دستشان می‌رود و گم می‌شود.///و از هر ملتى شاهدى بیاوریم و گوییم: برهان خویش بیاورید. آنگاه بدانند که حق از آن الله است و آن بتان که به دروغ خدا مى‌خواندند تباه شوند.///و از هر امتى گواهى جدا مى‌کنیم و مى‌گوییم: برهان خود را بیاورید. پس بدانند که حق از آن خداست و آنچه افترا مى‌بستند از دستشان مى‌رود///و از میان هر امتى گواهى بیرون مى‌کشیم و مى‌گوییم: «برهان خود را بیاورید.» پس بدانند که حق از آن خداست، و آنچه برمى‌بافتند از دستشان مى‌رود.///و [در آن روز] از هر امتى، گواهى بیرون مى‌آوریم، پس [به مشرکان] مى‌گوییم: «دلیل خود را [بر شرک] بیاورید!» پس مى‌فهمند که حق، مخصوص خداست و هر چه به دروغ مى‌بافتند، از [دست] آنان رفته و محو شده است.///و (آن روز) ما از هر امتی شاهدی بر گرفته و گوییم اینک برهانی (بر آن دعویهای باطل که در دنیا داشتید) اقامه کنید. آن‌گاه (آنها رسوا شده و) بدانند که حق و حقیقت با خدا (و رسولان او) است و آنچه به دروغ فرا می‌بافتند همه نابود گردد و از دستشان برود.///و از هر امتی گواهی جدا کنیم و گوییم برهانتان را بیاورید، آنگاه دانند که حق از آن خداوند است و برساخته‌شان از دید آنان گم شود///(در آن روز) از هر امتی گواهی برمی‌گزینیم و (به مشرکان) می‌گوییم: «دلیل خود را بیاورید!» اما آنها می‌دانند که حق از آن خداست، و تمام آنچه را افترا می‌بستند از (نظر) آنها گم خواهد شد!///و گرفتیم از هر ملتی گواهی و گفتیم بیارید دستاویز خویش را پس دانستند آنکه حق از آن خدا است و گم شد از ایشان آنچه بودند دروغ می‌بستند///و از میان هر امتی گواهی برون کشیدیم. پس (به مشرکان) گفتیم: «برهان خود را بیاورید.» پس دانستند که تمامی حق از خداست و آنچه بر می‌بافته‌اند از (دیدگان) آنان گم گشت. quran_en_fa Qarun was doubtless, of the people of Moses; but he acted insolently towards them: such were the treasures We had bestowed on him that their very keys would have been a burden to a body of strong men, behold, his people said to him: "Exult not, for Allah loveth not those who exult (in riches). همانا قارون از قوم موسی بود که بر آنان تعدی و تجاوز کرد، و از گنجینه‌های مال و ثروت آن اندازه به او دادیم که حمل کلیدهایش بر گروهی نیرومند گران و دشوار می‌آمد. [یاد کن] هنگامی که قومش به او گفتند: [متکبرانه و مغرورانه] شادی مکن، قطعا خدا شادمانان [متکبر و مغرور] را دوست ندارد.///همانا قارون از قوم موسی بود که بر آنان تعدی و تجاوز کرد، و از گنجینه‌های مال و ثروت آن اندازه به او دادیم که حمل کلیدهایش بر گروهی نیرومند گران و دشوار می‌آمد. [یاد کن] هنگامی که قومش به او گفتند: [متکبرانه و مغرورانه] شادی مکن، قطعا خدا شادمانان [متکبر و مغرور] را دوست ندارد.///قارون از قوم موسى بود که بر آنها افزونى جست. و به او چنان گنجهایى دادیم که حمل کلیدهایش بر گروهى از مردم نیرومند دشوار مى‌نمود. آنگاه که قومش به او گفتند: سرمست مباش، زیرا خدا سرمستان را دوست ندارد،///قارون از قوم موسى بود و بر آنان ستم کرد، و از گنجینه‌ها آن قدر به او داده بودیم که کلیدهاى آنها بر گروه‌ى نیرومند سنگینى مى‌کرد، آن‌گاه که قوم وى بدو گفتند: سرمستى مکن که خدا سرمستى کنندگان را دوست نمى‌دارد///قارون از قوم موسى بود و بر آنان ستم کرد، و از گنجینه‌ها آن قدر به او داده بودیم که کلیدهاى آنها بر گروه نیرومندى سنگین مى‌آمد، آنگاه که قوم وى بدو گفتند: «شادى مکن که خدا شادى‌کنندگان را دوست نمى‌دارد.///قارون از قوم موسى بود و بر آنان ستم کرد. و ما آن­قدر از گنج‌ها به او داده بودیم که حمل کلیدهایش بر گروهی نیرومند نیز دشوار بود. هنگامی که قومش به او گفتند: «مغرورانه شادى مکن! بی‌تردید خداوند شادمانان مغرور را دوست نمى‌دارد.///همانا قارون یکی از (ثروتمندان) قوم موسی بود که بر آنها طریق ظلم و طغیان پیش گرفت و ما آن قدر گنج و مال به او دادیم که بر دوش بردن کلید آن گنجها صاحبان قوت را خسته کردی، هنگامی که قومش به او گفتند: آن قدر مغرور و شادمان (به ثروت خود) مباش که خدا هرگز مردم پر غرور و نشاط را دوست نمی‌دارد.///قارون از قوم موسی بود و بر آنان شورید و ما به او گنجینه‌هایی بخشیده بودیم که کلیدهای آن بر جوانانی نیرومند هم سنگین می‌آمد، چنین بود که قومش به او گفتند شادی مکن بی‌گمان خداوند شادی زدگان را دوست ندارد///قارون از قوم موسی بود، اما بر آنان ستم کرد؛ ما آنقدر از گنجها به او داده بودیم که حمل کلیدهای آن برای یک گروه زورمند مشکل بود! (به خاطر آورید) هنگامی را که قومش به او گفتند: «این همه شادی مغرورانه مکن، که خداوند شادی‌کنندگان مغرور را دوست نمی‌دارد!///همانا قارون بود از قوم موسی پس سرکشی کرد بر ایشان و دادیمش از گنجها آنچه کلیدهایش گران می‌آید بر گروه نیرومند هنگامی که گفتند بدو قومش شادمانی نکن که خدا دوست ندارد شادمانان را///به‌راستی قارون از قوم موسی بود. پس بر آنان ستم کرد و از گنجینه‌ها آن قدر به او داده بودیم که درب‌هایشان به‌راستی با گروهی از نیرومندان به حرکت می‌آمد. چون قوم وی بدو گفتند: «شادی (بی‌حساب) مکن که خدا (این‌گونه) شادی‌کنندگان را هرگز دوست نمی‌دارد،» quran_en_fa "But seek, with the (wealth) which Allah has bestowed on thee, the Home of the Hereafter, nor forget thy portion in this world: but do thou good, as Allah has been good to thee, and seek not (occasions for) mischief in the land: for Allah loves not those who do mischief." در آنچه خدا به تو عطا کرده است سرای آخرت را بجوی، و سهم خود را از دنیا فراموش مکن، و نیکی کن همان گونه که خدا به تو نیکی کرده است، و در زمین خواهان فساد مباش، بی تردید خدا مفسدان را دوست ندارد.///در آنچه خدا به تو عطا کرده است سرای آخرت را بجوی، و سهم خود را از دنیا فراموش مکن، و نیکی کن همان گونه که خدا به تو نیکی کرده است، و در زمین خواهان فساد مباش، بی تردید خدا مفسدان را دوست ندارد.///در آنچه خدایت ارزانى داشته، سراى آخرت را بجوى و بهره خویش را از دنیا فراموش مکن. و همچنان که خدا به تو نیکى کرده نیکى کن و در زمین از پى فساد مرو که خدا فسادکنندگان را دوست ندارد.///و در آنچه خدا به تو داده سراى آخرت را بطلب و سهم خود را [نیز] از دنیا فراموش مکن و همان‌طور که خدا به تو احسان کرده احسان کن و در زمین فساد مجوى، که خدا فسادگران را دوست نمى‌دارد///و با آنچه خدایت داده سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنیا فراموش مکن، و همچنانکه خدا به تو نیکى کرده نیکى کن و در زمین فساد مجوى که خدا فسادگران را دوست نمى‌دارد.///و در آنچه خداوند به تو داده است، سراى آخرت را بجوی، و [در عین حال] بهره‌ات را نیز از این دنیا فراموش مکن. و همان‌گونه که خداوند به تو احسان کرده است، تو نیز [به دیگران] احسان کن! و به دنبال فساد در زمین مباش، که خداوند، فسادگران را دوست نمى‌دارد.»///و به هر چیزی که خدا به تو عطا کرده بکوش تا (ثواب و سعادت) دار آخرت تحصیل کنی و لیکن بهره‌ات را هم از (لذات و نعم حلال) دنیا فراموش مکن و (تا توانی به خلق) نیکی کن چنانکه خدا به تو نیکویی و احسان کرده و هرگز در روی زمین فتنه و فساد برمینگیز، که خدا مفسدان را ابدا دوست نمی‌دارد.///و در آنچه خداوند بر تو بخشیده است، سرای آخرت را بجوی [و در عین حال‌] بهره‌ات را از دنیا هم فراموش مکن، و همچنانکه خداوند به تو نیکی کرده است، نیکی کن، و در این سرزمین فتنه و فساد مجوی که خداوند تبهکاران را دوست ندارد///و در آنچه خدا به تو داده، سرای آخرت را بطلب؛ و بهره‌ات را از دنیا فراموش مکن؛ و همان‌گونه که خدا به تو نیکی کرده نیکی کن؛ و هرگز در زمین در جستجوی فساد مباش، که خدا مفسدان را دوست ندارد!///و بجوی در آنچه خدا به تو داده است خانه آخرت را و فراموش مکن بهره خویش را از دنیا و نکوئی کن چنانکه نکوئی کرد به تو خدا و نجوی تباهی را در زمین همانا خدا دوست ندارد تبهکاران را///«و در آنچه خدایت داده سرای آخرت را بجوی و سهم خود را از دنیا فراموش مکن و چنان که خدا به تو نیکی کرده (به دیگران) نیکی کن و در زمین افساد مجوی که خدا افسادگران را بی‌گمان‌دوست نمی‌دارد.» quran_en_fa He said: "This has been given to me because of a certain knowledge which I have." Did he not know that Allah had destroyed, before him, (whole) generations,- which were superior to him in strength and greater in the amount (of riches) they had collected? but the wicked are not called (immediately) to account for their sins. گفت: جز این نیست که این [ثروت و مال انبوه] را بر پایه دانشی که نزد من است به من داده‌اند. آیا نمی‌دانست که خدا پیش از او اقوامی را هلاک کرده است که از او نیرومندتر و ثروت اندوزتر بودند؟ و مجرمان [که جرمشان معلوم و مشهود است] از گناهانشان بازپرسی نمی‌شود.///گفت: جز این نیست که این [ثروت و مال انبوه] را بر پایه دانشی که نزد من است به من داده‌اند. آیا نمی‌دانست که خدا پیش از او اقوامی را هلاک کرده است که از او نیرومندتر و ثروت اندوزتر بودند؟ و مجرمان [که جرمشان معلوم و مشهود است] از گناهانشان بازپرسی نمی‌شود.///گفت: آنچه به من داده شده، در خور دانش من بوده است. آیا ندانسته است که خدا پیش از او نسلهایى را هلاک کرده که قوتشان از او افزون‌تر و شمارشان بیشتر بوده است؟ و این مجرمان را از گناهشان نمى‌پرسند.///[قارون‌] گفت: من اینها را از روى علمى که نزد من است یافته‌ام. آیا ندانست که خدا نسل‌هایى را پیش از او نابود کرد که از او قوى‌تر و مال اندوزتر بودند؟ مجرمان از گناهانشان پرسیده نمى‌شوند [و بى‌حساب دوزخ مى‌روند]/// [قارون‌] گفت: «من اینها را در نتیجه دانش خود یافته‌ام.» آیا وى ندانست که خدا نسلهایى را پیش از او نابود کرد که از او نیرومندتر و مال‌اندوزتر بودند؟ و [لى این گونه‌] مجرمان را [نیازى‌] به پرسیده شدن از گناهانشان نیست.///[قارون] گفت: «این [ثروت فراوان] را فقط به خاطر دانشى که نزد من است، به من داده‌اند.» او نمى‌دانست که خداوند، پیش از او از میان نسل‌ها، کسانى را نابود کرده است، که از او نیرومندتر و مال‌اندوزتر بودند؟ و گناهکاران، از گناهشان پرسیده نمى‌شوند [و عذاب خداوند ناگهان فرود مى‌آید].///قارون گفت: این مال و ثروت فراوان به علم و تدبیر خودم به من داده شد! آیا ندانست که خدا پیش از او چه بسیار امم و طوایفی را که از او قوت و ثروت و جمعیتشان بیشتر بود هلاک کرد؟ و هیچ از گناه بدکاران سؤال نخواهد شد (بلکه یکسر به دوزخ روند).///گفت همانا به خاطر علمی که دارم اینها را به من داده‌اند، آیا نمی‌دانست که خداوند پیش از او از میان نسلها [یی که بودند] کسانی را که از او نیرومندتر و مال‌اندوزتر بودند، نابود کرده است، و گناهکاران را از گناهانشان نپرسند///(قارون) گفت: «این ثروت را بوسیله دانشی که نزد من است به دست آورده‌ام!» آیا او نمی‌دانست که خداوند اقوامی را پیش از او هلاک کرد که نیرومندتر و ثروتمندتر از او بودند؟! (و هنگامی که عذاب الهی فرا رسد،) مجرمان از گناهانشان سؤال نمی‌شوند.///گفت جز این نیست که داده شدش بر دانشی نزد من آیا نمی‌داند که خدا نابود کرد پیش از او از قرنها آنکه سخت‌تر از او بود در نیرو و بیشتر در گروه و پرسش نشوند از گناهانشان گنهکاران‌///(قارون) گفت: «من این‌ها را تنها بر (محور) بینش و دانشی از خودم یافته‌ام‌.» آیا و ندانست که خدا به‌راستی نسل‌هایی پیش از او را بی‌چون نابود کرد که از او نیرومندتر و جمع‌آوریشان و جمعیتشان بیشتر (بوده) است؟ و از گناهان مجرمان پرسش (هم) نمی‌شود. quran_en_fa So he went forth among his people in the (pride of his wordly) glitter. Said those whose aim is the Life of this World: "Oh! that we had the like of what Qarun has got! for he is truly a lord of mighty good fortune!" [قارون] در میان آرایش و زینت خود بر قومش درآمد؛ آنانکه خواهان زندگی دنیا بودند، گفتند: ای کاش مانند آنچه به قارون داده‌اند برای ما هم بود، واقعا او دارای بهره بزرگی است.///[قارون] در میان آرایش و زینت خود بر قومش درآمد؛ آنانکه خواهان زندگی دنیا بودند، گفتند: ای کاش مانند آنچه به قارون داده‌اند برای ما هم بود، واقعا او دارای بهره بزرگی است.///آراسته به زیورهاى خود به میان مردمش آمد. آنان که خواستار زندگى دنیوى بودند گفتند: اى کاش آنچه به قارون داده شده ما را نیز مى‌بود، که او سخت برخوردار است.///پس قارون با تجملات خود بر قومش برآمد. کسانى که طالب زندگى دنیا بودند گفتند: اى کاش، مثل آنچه به قارون داده شده به ما داده مى‌شد واقعا او صاحب بهره‌اى عظیم است///پس [قارون‌] با کوکبه خود بر قومش نمایان شد؛ کسانى که خواستار زندگى دنیا بودند گفتند: «اى کاش مثل آنچه به قارون داده شده به ما [هم‌] داده مى‌شد، واقعا او بهره بزرگى [از ثروت‌] دارد.»///[روزى قارون] با تمام تجمل خود در میان قومش ظاهر شد. آنان که خواهان زندگانى دنیا بودند [آهى کشیدند و] گفتند: «اى کاش مانند آنچه به قارون داده‌اند، ما نیز داشتیم! راستى که او بهره‌ى بزرگى [از نعمت‌ها] دارد.»///آن‌گاه قارون (روزی) با زیور و تجمل بسیار بر قومش در آمد، مردم دنیا طلب (که او را دیدند) گفتند: ای کاش همان قدر که به قارون از مال دنیا دادند به ما هم عطا می‌شد که او بهره بزرگ و حظ وافری را داراست.///آنگاه [قارون‌] با تجملش در میان قومش آشکار شد، و کسانی که خواهان زندگانی دنیا بودند گفتند ای کاش ما نیز مانند آنچه به قارون داده شده است داشتیم، چرا که او دارای بهره [و مال و منال‌] کلانی است‌///(روزی قارون) با تمام زینت خود در برابر قومش ظاهر شد، آنها که خواهان زندگی دنیا بودند گفتند: «ای کاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نیز داشتیم! به راستی که او بهره عظیمی دارد!»///پس برون شد بر قومش در زیور خویش گفتند آنان که خواهند زندگانی دنیا را کاش ما را می‌بود مانند آنچه داده شده است قارون همانا او است دارای بهره گران‌///پس (قارون) با آرایش و کوکبه‌ی خویش برابر (دیدگان) قومش برون شد. کسانی که همواره خواستار زندگی دنیایند گفتند: «ای کاش مثل آنچه به قارون داده شده به ما (هم) داده می‌شد. به‌راستی او همواره بس بهره‌ی بزرگی (از ثروت) دارد.» quran_en_fa But those who had been granted (true) knowledge said: "Alas for you! The reward of Allah (in the Hereafter) is best for those who believe and work righteousness: but this none shall attain, save those who steadfastly persevere (in good)." و کسانی که معرفت و دانش به آنان عطا شده بود، گفتند: وای بر شما پاداش خدا برای کسانی که ایمان آورده و کار شایسته انجام داده‌اند بهتر است. و [این حقیقت الهیه را] جز شکیبایان در نمی‌یابند.///و کسانی که معرفت و دانش به آنان عطا شده بود، گفتند: وای بر شما پاداش خدا برای کسانی که ایمان آورده و کار شایسته انجام داده‌اند بهتر است. و [این حقیقت الهیه را] جز شکیبایان در نمی‌یابند.///اما دانش‌یافتگان گفتند: واى بر شما. براى آنها که ایمان مى‌آورند و کارهاى شایسته مى‌کنند ثواب خدا بهتر است. و بدین ثواب جز صابران نرسند.///و دانش یافتگان گفتند: واى بر شما! پاداش خدا براى کسى که ایمان آورده و کار شایسته کرده بهتر است، و آن را جز صابران در نیابند///و کسانى که دانش [واقعى‌] یافته بودند، گفتند: «واى بر شما! براى کسى که گرویده و کار شایسته کرده پاداش خدا بهتر است، و جز شکیبایان آن را نیابند.»///و [اما] کسانى که علم [واقعى] به آنان داده شده بود، گفتند: «واى بر شما! پاداش الهى براى کسانى که ایمان آورند و کار شایسته کنند، [از این مال و ثروت]، بهتر است. و [البته] جز صابران، آن [پاداش] را دریافت نخواهند کرد.»///و اما صاحبان مقام علم و معرفت (به آن دنیا پرستان) گفتند: وای بر شما (و همت پست شما) ثواب خدا برای آن کس که به خدا ایمان آورده و نیکوکار گردیده بسی بهتر (و بالاتر از این دارایی دو روزه قارون) است، ولی هیچ کس جز آنان که صبر پیشه کنند بدان ثواب و مقام نخواهد رسید.///و دانش یافتگان گفتند وای بر شما، ثواب الهی برای کسی که ایمان آورد و نیکوکاری کند بهتر است، و جز شکیبایان آن را فرانگیرد///اما کسانی که علم و دانش به آنها داده شده بود گفتند: «وای بر شما ثواب الهی برای کسانی که ایمان آورده‌اند و عمل صالح انجام می‌دهند بهتر است، اما جز صابران آن را دریافت نمی‌کنند.»///و گفتند آنان که داده شدند دانش را وای بر شما پاداش خدا بهتر است برای آنکه ایمان آرد و کردار شایسته کند و داده نشوند آن را مگر شکیبایان‌///و کسانی که علم و ایمان داده شده بودند، گفتند: «وای بر شما! برای کسی که گرویده و کار شایسته کرده پاداش خدا بهتر است و جز شکیبایان، ثواب (خدا) به شایستگی به آنان رسانده نشود.» quran_en_fa Then We caused the earth to swallow up him and his house; and he had not (the least little) party to help him against Allah, nor could he defend himself. پس او و خانه‌اش را در زمین فرو بردیم، و هیچ گروهی غیر از خدا برای او نبود که وی را [برای رهایی از عذاب] یاری دهد، و خود نیز نتوانست از خود دفاع کند.///پس او و خانه‌اش را در زمین فرو بردیم، و هیچ گروهی غیر از خدا برای او نبود که وی را [برای رهایی از عذاب] یاری دهد، و خود نیز نتوانست از خود دفاع کند.///پس او و خانه‌اش را در زمین فرو بردیم و در برابر خدا هیچ گروهى نداشت که یاریش کند و خود یارى کردن خویش نمى‌توانست.///آن‌گاه قارون را با خانه‌اش در زمین فرو بردیم و او در برابر خدا هیچ گروهى نداشت که یارى‌اش کنند و خود از انتقام گیرندگان نبود [که از خود دفاع کند]///آنگاه [قارون‌] را با خانه‌اش در زمین فرو بردیم، و گروهى نداشت که در برابر [عذاب‌] خدا او را یارى کنند و [خود نیز] نتوانست از خود دفاع کند.///پس ما، او و خانه‌اش را به زمین فروبردیم. و هیچ گروهى نبود که او را در برابر قهر خداوند یارى کند، و خودش نیز نمى‌توانست از خویش دفاع نماید.///پس (از اندک زمانی) ما هم او را با خانه (و گنج و دارایی) اش به زمین فرو بردیم و هیچ حزب و جمعیتی نداشت که او را در برابر خدا یاری کنند و خود هم نتوانست خویش را یاری دهد.///آنگاه او و خانه‌اش را به زمین فرو بردیم، و کس و کاری نداشت که در برابر خداوند یاریش دهند و به فریادش هم نرسیدند///سپس ما، او و خانه‌اش را در زمین فرو بردیم، و گروهی نداشت که او را در برابر عذاب الهی یاری کنند، و خود نیز نمی‌توانست خویشتن را یاری دهد.///پس فروبردیم او و خانه او را در زمین و نبود برایش دسته‌ای که یاریش کنند جز خدا و نبود از یاری‌شدگان‌///پس قارون را با خانه‌اش در زمین فرو بردیم. در نتیجه هیچ گروهی پس از خدا نداشت تا یاریش کنند و (خود نیز) از یاری‌جویندگان نبوده است. quran_en_fa And those who had envied his position the day before began to say on the morrow: "Ah! it is indeed Allah Who enlarges the provision or restricts it, to any of His servants He pleases! had it not been that Allah was gracious to us, He could have caused the earth to swallow us up! Ah! those who reject Allah will assuredly never prosper." و بامدادان، آنانکه دیروز مقام و جایگاه او را آرزو داشتند [چنان حالی شدند که] می‌گفتند: وه! گویی خدا رزق را برای هر کس از بندگانش بخواهد وسعت می‌دهد، و [برای هر که بخواهد] تنگ می‌گیرد، اگر خدا بر ما منت نگذاشته بود، ما را نیز در زمین فرو برده بود، وه، گویی کافران رستگار نمی‌شوند.///و بامدادان، آنانکه دیروز مقام و جایگاه او را آرزو داشتند [چنان حالی شدند که] می‌گفتند: وه! گویی خدا رزق را برای هر کس از بندگانش بخواهد وسعت می‌دهد، و [برای هر که بخواهد] تنگ می‌گیرد، اگر خدا بر ما منت نگذاشته بود، ما را نیز در زمین فرو برده بود، وه، گویی کافران رستگار نمی‌شوند.///روز دیگر آن کسان که دیروز آرزو مى‌کردند که به جاى او مى‌بودند، مى‌گفتند: شگفتا که خدا روزى هر کس را که خواهد فراوان کند یا تنگ سازد. اگر خدا به ما نیز نعمت فراوان داده بود، ما را نیز در زمین فرو مى‌برد. نمى‌بینى که کافران رستگار نمى‌شوند؟///و کسانى که دیروز موقعیت او را آرزو مى‌کردند صبح‌گاه مى‌گفتند: عجبا، مثل این که خدا روزى را براى هر کس از بندگانش بخواهد گسترش مى‌دهد یا تنگ مى‌گیرد. اگر خدا بر ما منت ننهاده بوده ما را [نیز به زمین‌] فرو برده بود. عجبا، گویى که کافران هرگز رستگار نم///و همان کسانى که دیروز آرزو داشتند به جاى او باشند، صبح مى‌گفتند: «واى، مثل اینکه خدا روزى را براى هر کس از بندگانش که بخواهد گشاده یا تنگ مى‌گرداند، و اگر خدا بر ما منت ننهاده بود، ما را [هم‌] به زمین فرو برده بود؛ واى، گویى که کافران رستگار نمى‌گردند.»///و بامدادان، همان کسانى که موقعیت دیروز قارون را آرزو مى‌کردند، مى‌گفتند: «ای واى! گویا خداوند، [رزق و] روزى را بر هر کس از بندگانش که بخواهد، گشاده یا تنگ مى‌گرداند. اگر خداوند بر ما منت نگذاشته بود، حتما ما را نیز [با او] به قعر زمین فرومی‌برد. واى! گویا کافران، رستگار نمى‌شوند.»///صبحگاه هم آنان که روز گذشته (ثروت و) مقام او را آرزو می‌کردند با خود می‌گفتند: ای وای (بر ما و آرزوهای ما) گویی خداست که هر که از بندگان خود را خواهد روزی فراوان دهد و (هر که را خواهد) تنگ روزی کند، اگر نه این بود که خدا بر ما منت گذاشت (و غرور و ثروت قارون نداد) ما را هم (مثل او) در زمین فرو بردی! ای وای که گویا کافران را هرگز فلاح و رستگاری نیست!///و کسانی که دیروز مقام او را آرزو می‌کردند می‌گفتند وه که خداوند روزی را بر هرکس از بندگانش که بخواهد گشاده می‌دارد و بر هرکس که بخواهد تنگ می‌گیرد، اگر خداوند بر ما منت نهاده [و نعمت نداده‌] بود، ما را نیز فرو می‌برد، وه که کافران رستگار نمی‌شوند///و آنها که دیروز آرزو می‌کردند بجای او باشند (هنگامی که این صحنه را دیدند) گفتند: «وای بر ما! گویی خدا روزی را بر هر کس از بندگانش بخواهد گسترش می‌دهد یا تنگ می‌گیرد! اگر خدا بر ما منت ننهاده بود، ما را نیز به قعر زمین فرو می‌برد! ای وای گویی کافران هرگز رستگار نمی‌شوند!///و بامداد کردند آنان که آرزو می‌کردند جای او را دیروز می‌گفتند وای گوئیا خدا می‌گشاید روزی را برای هر که خواهد از بندگانش و تنگ می‌گرداند اگر نه منت می‌نهاد خدا بر ما هرآینه فرومی‌برد ما را وای گوئیا رستگار نشوند کافران‌///و (همان) کسانی که دیروز آرزو داشتند جایگاهی همانند او می‌داشتند گفتند: «وای (بر ما)! گویی خدا روزی را برای هر کس از بندگانش بخواهد گشاده می‌کند. و (یا) تنگ می‌گرداند. و اگر خدا بر ما منت ننهاده بود، ما را (هم به زمین) فرو برده بود. وای (بر ما)! گویی کافران بی‌گمان رستگار نمی‌کنند.» quran_en_fa That Home of the Hereafter We shall give to those who intend not high-handedness or mischief on earth: and the end is (best) for the righteous. آن سرای [پرارزش] آخرت را برای کسانی قرار می‌دهیم که در زمین هیچ برتری و تسلط و هیچ فسادی را نمی‌خواهند؛ و سرانجام [نیک] برای پرهیزکاران است.///آن سرای [پرارزش] آخرت را برای کسانی قرار می‌دهیم که در زمین هیچ برتری و تسلط و هیچ فسادی را نمی‌خواهند؛ و سرانجام [نیک] برای پرهیزکاران است.///این سراى آخرت را از آن کسانى ساخته‌ایم که در این جهان نه خواهان برترى‌جویى هستند و نه خواهان فساد. و سرانجام نیک از آن پرهیزگاران است.///آن سراى آخرت است که براى کسانى قرار مى‌دهیم که در زمین خواستار برترى جویى و فساد نیستند، و عاقبت [خوش‌] از آن پرهیزگاران است///آن سراى آخرت را براى کسانى قرار مى‌دهیم که در زمین خواستار برترى و فساد نیستند، و فرجام [خوش‌] از آن پرهیزگاران است.///آن سراى آخرت را ما براى کسانى قرار مى‌دهیم که خواستار برترى و فساد در زمین نباشند. و سرانجام، [رستگارى] از آن پرهیزکاران است.///ما این دار (بهشت ابدی) آخرت را برای آنان که در زمین اراده علو و فساد و سرکشی ندارند مخصوص می‌گردانیم و حسن عاقبت خاص پرهیزکاران است.///این سرای آخرت است، آن را برای کسانی که در روی زمین نمی‌خواهند سرکشی و تبهکاری کنند، مقرر داشته‌ایم، و سرانجام نیک از آن پرهیزگاران است‌///(آری،) این سرای آخرت را (تنها) برای کسانی قرارمی‌دهیم که اراده برتری‌جویی در زمین و فساد را ندارند؛ و عاقبت نیک برای پرهیزگاران است!///اینک خانه آخرت نهیمش برای آنان که نجویند برتریی در زمین و نه تبهکاریی و فرجام است از آن پرهیزکاران‌///آن است (همان) سرای آخرت؛ برای کسانی قرارش می‌دهیم که در زمین خواستار هیچ برتری و هیچ فسادی نیستند، و فرجام (خوش) تنها از آن پرهیزگاران است. quran_en_fa If any does good, the reward to him is better than his deed; but if any does evil, the doers of evil are only punished (to the extent) of their deeds. هر کس کار نیکی [به پیشگاه خدا] بیاورد، پاداشی بهتر از آن برای اوست، و هر کس کار بدی بیاورد [پس بداند آنان که کارهای ناشایسته انجام داده‌اند] جزا داده نمی‌شوند مگر آنچه را همواره انجام می‌داده‌اند.///هر کس کار نیکی [به پیشگاه خدا] بیاورد، پاداشی بهتر از آن برای اوست، و هر کس کار بدی بیاورد [پس بداند آنان که کارهای ناشایسته انجام داده‌اند] جزا داده نمی‌شوند مگر آنچه را همواره انجام می‌داده‌اند.///هر کس که کار نیکى به جاى آرد، بهتر از آن را پاداش یابد و هر که مرتکب گناهى شود، پس آنان که مرتکب گناه مى‌شوند جز به اندازه عملشان مجازات نشوند.///هر که نیکى بیاورد، براى او بهتر از آن خواهد بود، و هر که بدى آورد، آنها که بدى کردند جز آنچه کرده‌اند کیفر نبینند///هر کس نیکى به میان آورد، براى او [پاداشى‌] بهتر از آن خواهد بود، و هر کس بدى به میان آورد، کسانى که کارهاى بد کرده‌اند جز سزاى آنچه کرده‌اند نخواهند یافت.///هر کس نیکى آورد، [پاداشى] بهتر از عملش خواهد داشت، و هر کس بدى آورد، پس [بداند] کسانى که کارهاى ناروا کنند، جز [به اندازه‌ی] آنچه کرده‌اند، مجازات نمى‌شوند.///هر که عمل نیک آرد پاداش بهتر از آن یابد، و هر کس که عمل بد کند بدکاران جز به همان اعمال بد مجازات نشوند..///هرکس که نیکی پیش آرد، او را [پاداشی‌] بهتر از آن است، و هرکس بدی پیش آورد، بدانند که کسانی که کارهای ناروا انجام می‌دهند جز همانند آنچه کرده‌اند کیفر نیابند///کسی که کار نیکی انجام دهد، برای او پاداشی بهتر از آن است؛ و به کسانی که کارهای بد انجام دهند، مجازات بدکاران جز (به مقدار) اعمالشان نخواهد بود.///آنکه خوبی را آرد وی را است بهتر از آن و آنکه بدی را آرد پس کیفر نشوند آنان که کردار زشت کنند مگر آنچه را بودند می‌کردند///هر کس نیکی (به میان) آورد، برای او (پاداشی) بهتر از آن خواهد بود و هر کس بدی (به میان) آورد، کسانی که کارهای بد کرده‌اند جز (سزای) آنچه می‌کرده‌اند نخواهند یافت. quran_en_fa Verily He Who ordained the Qur'an for thee, will bring thee back to the Place of Return. Say: "My Lord knows best who it is that brings true guidance, and who is in manifest error." یقینا کسی که [ابلاغ و عمل کردن به] قرآن را بر تو واجب کرده است، حتما تو را به بازگشت گاه [رفیع و بلند مرتبه‌ات، شهر مکه] بازمی گرداند. بگو: پروردگارم به کسی که هدایت را آورده است و به کسی که در گمراهی آشکاری است، داناتر است.///یقینا کسی که [ابلاغ و عمل کردن به] قرآن را بر تو واجب کرده است، حتما تو را به بازگشت گاه [رفیع و بلند مرتبه‌ات، شهر مکه] بازمی گرداند. بگو: پروردگارم به کسی که هدایت را آورده است و به کسی که در گمراهی آشکاری است، داناتر است.///آن کس که قرآن را بر تو فرض کرده است تو را به وعده‌گاهت باز مى‌گرداند. بگو: پروردگار من بهتر مى‌داند که چه کسى بر راه راست است و چه کسى در گمراهى آشکار است.///بى‌تردید، همان که این قرآن را بر تو واجب کرد تو را به جایگاهت [مکه‌] باز مى‌گرداند. بگو: پروردگارم کسى را که هدایت آورده و کسى را که در گمراهى آشکار است بهتر مى‌شناسد///در حقیقت، همان کسى که این قرآن را بر تو فرض کرد، یقینا تو را به سوى وعده‌گاه بازمى‌گرداند. بگو: «پروردگارم بهتر مى‌داند چه کس هدایت آورده و چه کس در گمراهى آشکارى است؟»///آن کس که قرآن را [بر تو نازل، و عمل به آن را] بر تو واجب کرد، قطعا تو را به وعده‌گاه [و زادگاهت] بازخواهد گردانید. بگو: «پروردگارم آگاه‌تر است که چه کسى هدایت را آورده، و چه کسى در گمراهى آشکار است.»///(ای رسول ما، یقین دان که) آن خدایی که (احکام) قرآن را بر تو فرض گردانید (و ابلاغ آن را وظیفه تو قرار داد) البته تو را به جایگاه خود (مکه یا بهشت ابد) باز خواهد گرداند. (تو با مردم) بگو که خدای من به حال آن که محقق در هدایت و آن که در ضلالت آشکار است (از هر کس) داناتر است.///بی‌گمان کسی که [احکام‌] قرآن را بر تو واجب کرد، بازگرداننده تو به بازگشتگاه توست، بگو پروردگارم بهتر می‌داند که چه کسی هدایت پیش آورده است، و چه کسی در گمراهی آشکار است‌///آن کس که قرآن را بر تو فرض کرد، تو را به جایگاهت [= زادگاهت‌] بازمی‌گرداند! بگو: «پروردگار من از همه بهتر می‌داند چه کسی (برنامه) هدایت آورده، و چه کسی در گمراهی آشکار است!»///همانا آنکه بایسته داشت بر تو قرآن را بازگرداننده است تو را بسوی بازگشتگاه بگو پروردگارم داناتر است که هدایت را آورده و کیست آنکه او است در گمراهی آشکار///بی‌گمان (همان) کس که قرآن را بر تو فرض و حتمی کرد، همانا تو را سوی وعده‌گاهی بازگرداننده است. بگو: «پروردگارم بهتر می‌داند چه کس با هدایت آمده و چه کس در گمراهی آشکارگری است.» quran_en_fa And thou hadst not expected that the Book would be sent to thee except as a Mercy from thy Lord: Therefore lend not thou support in any way to those who reject (Allah's Message). و تو امید و انتظار نداشتی که این کتاب بر تو القا شود، لکن رحمتی از سوی پروردگارت بود [که بر تو القا شد]؛ پس هرگز پشتیبان کافران مباش،///و تو امید و انتظار نداشتی که این کتاب بر تو القا شود، لکن رحمتی از سوی پروردگارت بود [که بر تو القا شد]؛ پس هرگز پشتیبان کافران مباش،///اگر رحمت پروردگارت نبود، امید آن را نداشتى که این کتاب بر تو القا شود. پس نباید پشتیبان کافران باشى.///و تو امید نداشتى که این کتاب بر تو القا شود، جز این که رحمتى از پروردگار تو باشد. پس هرگز پشتیبان کافران مباش///و تو امیدوار نبودى که بر تو کتاب القا شود، بلکه این رحمتى از پروردگار تو بود. پس تو هرگز پشتیبان کافران مباش.///و تو امید نداشتى که کتاب [آسمانى] به سوى تو فرستاده شود، لکن مگر رحمتى از سوى پروردگارت بود. پس [به شکرانه‌ى آن] هرگز پشتیبان کافران مباش.///و تو خود امید آنکه این کتاب بزرگ (قرآن) بر تو نازل شود نداشتی جز آنکه لطف و رحمت خدا تو را به رسالت برگزید، پس (به شکرانه این رحمت) هیچ گاه به کافران نصرت و یاری مکن.///و امید نداشتی که کتاب آسمانی بر تو فرود آید، [این نبود] مگر رحمتی از جانب پروردگارت، پس پشتیبان کافران مباش‌///و تو هرگز امید نداشتی که این کتاب آسمانی به تو القا گردد؛ ولی رحمت پروردگارت چنین ایجاب کرد! اکنون که چنین است، هرگز از کافران پشتیبانی مکن!///و نبودی تو امیدوار بدانکه افکنده شود به سویت کتاب مگر رحمتی از پروردگارت پس نباش البته پشتیبانی برای کافران‌///و تو امیدوار نبوده‌ای که (این) کتاب سویت افکنده گردد، جز رحمتی از پروردگارت. پس تو هرگز پشتیبان کافران مباش. quran_en_fa And let nothing keep thee back from the Signs of Allah after they have been revealed to thee: and invite (men) to thy Lord, and be not of the company of those who join gods with Allah. و مبادا [کفر پیشگان لجوج] تو را از [ابلاغ] آیات خدا پس از آنکه به سوی تو نازل شد باز دارند، و به جانب پروردگارت دعوت کن، و هرگز از مشرکان مباش،///و مبادا [کفر پیشگان لجوج] تو را از [ابلاغ] آیات خدا پس از آنکه به سوی تو نازل شد باز دارند، و به جانب پروردگارت دعوت کن، و هرگز از مشرکان مباش،///پس از آنکه آیات خدا بر تو نازل شد، تو را از آن منحرف نکنند. مردم را به سوى پروردگارت بخوان و از مشرکان مباش.///مبادا تو را از [تبلیغ‌] آیات خدا بعد از آن که بر تو نازل شده است بازدارند، و به سوى پروردگارت دعوت کن، و زنهار از مشرکان مباش///و البته نباید تو را از آیات خدا -بعد از آنکه بر تو نازل شده است- باز دارند، و به سوى پروردگارت دعوت کن، و زنهار از مشرکان مباش.///و پس از آن که آیات الهى به سوى تو نازل گردید، [وسوسه‌ها و تهدیدهای کافران،] تو را [از تبلیغ آن] بازندارد. و [همچنان دیگران را] به سوى پروردگارت دعوت کن. و هرگز از مشرکان مباش!///و زنهار! کافران تو را از (تبلیغ) آیات خدا پس از آنکه بر تو نازل شد منع نکنند، و (همیشه خلق را) به سوی پروردگارت دعوت کن و از مشرکان (و هم عقیدت و خوی آنان) مباش.///و تو را از آیات الهی پس از آنکه بر تو نازل گردیده است باز ندارند، و به سوی پروردگارت بخوان و از مشرکان مباش‌///و هرگز (آنها) تو را از آیات خداوند، بعد از آنکه بر تو نازل گشت، بازندارند! و بسوی پروردگارت دعوت کن، و هرگز از مشرکان مباش!///و بازندارندت از آیتهای خدا پس از آنکه فرستاده شد به سویت و بخوان بسوی پروردگار خویش و نباش از شرک‌ورزان‌///و هرگز تو را (چیزی) از آیات خدا - بعد از آنکه بر تو نازل شده است - باز ندارد و سوی پروردگارت دعوت کن، و زنهار از مشرکان مباش. quran_en_fa And call not, besides Allah, on another god. There is no god but He. Everything (that exists) will perish except His own Face. To Him belongs the Command, and to Him will ye (all) be brought back. و با خدا معبودی دیگر مخوان، جز او معبودی نیست، هر چیزی مگر ذات او هلاک شدنی است، فرمانروایی [بر همه جهان هستی] ویژه اوست، و فقط به سوی او بازگردانده می‌شوید.///و با خدا معبودی دیگر مخوان، جز او معبودی نیست، هر چیزی مگر ذات او هلاک شدنی است، فرمانروایی [بر همه جهان هستی] ویژه اوست، و فقط به سوی او بازگردانده می‌شوید.///با خداى یکتا خداى دیگرى را مخوان. هیچ خدایى جز او نیست. هر چیزى نابودشدنى است مگر ذات او. فرمان، فرمان اوست و همه به او بازگردانیده شوید.///و با خداوند معبود دیگرى مخوان. خدایى جز او نیست. جز ذات او همه چیز فانى است. فرمان از آن اوست و به سوى او بازگردانده مى‌شوید///و با خدا معبودى دیگر مخوان. خدایى جز او نیست. جز ذات او همه چیز نابودشونده است. فرمان از آن اوست. و به سوى او بازگردانیده مى‌شوید.///و [هرگز] معبود دیگرى را با الله مخوان که معبودى جز او نیست. همه چیز جز ذات [پاک] او نابودشدنی است. فرمانروایى تنها از آن اوست، و همه به سوى او بازگردانده مى‌شوید.///و هرگز با خدای یکتا دیگری را به خدایی مخوان، که جز او هیچ خدایی نیست، هر چیزی جز ذات پاک الهی هالک الذات و نابود است، فرمان با او و رجوع شما به سوی اوست.///و در جنب خداوند خدایی دیگر مخوان، که خدایی جز او نیست، همه چیز فناپذیر است، مگر ذات او، حکم او راست، و به سوی او بازگردانده می‌شوید///معبود دیگری را با خدا مخوان، که هیچ معبودی جز او نیست؛ همه چیز جز ذات (پاک) او فانی می‌شود؛ حاکمیت تنها از آن اوست؛ و همه بسوی او بازگردانده می‌شوید!///و نخوان با خدا خدای دیگری نیست خدائی جز او هر چیزی نابود است جز رویش او را است حکم و به سویش بازگردانیده شوید///و با خدا معبودی دیگر مخوان. خدایی جز او نیست، جز وجه [: ذات و وجهه‌ی] او همه چیز نابودشونده است. فرمان از اوست و تنها سوی او بازگردانیده می‌شوید. quran_en_fa A. L. M. الم///الم///الف، لام، میم.///الف، لام، میم///الف، لام، میم.///الف، لام، میم.///الم (این حرف اشاره به اسماء الهی یا اسراری بین خدا و رسول اوست).///الم الف لام میم///الم‌///الم///الم. quran_en_fa Do men think that they will be left alone on saying, "We believe", and that they will not be tested? آیا مردم گمان کرده‌اند، همین که بگویند: ایمان آوردیم، رها می‌شوند و آنان [به وسیله جان، مال، اولاد و حوادث] مورد آزمایش قرار نمی‌گیرند؟///آیا مردم گمان کرده‌اند، همین که بگویند: ایمان آوردیم، رها می‌شوند و آنان [به وسیله جان، مال، اولاد و حوادث] مورد آزمایش قرار نمی‌گیرند؟///آیا مردم پنداشته‌اند که چون بگویند: ایمان آوردیم، رها شوند و دیگر آزمایش نشوند؟///آیا مردم پنداشتند همین که گفتند ایمان آوردیم به حال خود رها مى‌شوند و مورد آزمایش قرار نمى‌گیرند///آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم، رها مى‌شوند و مورد آزمایش قرار نمى‌گیرند؟///آیا مردم پنداشتند که چون گفتند: «ایمان آوردیم!» [با گفتن این جمله] رها مى‌شوند و دیگر مورد آزمایش قرار نمى‌گیرند؟!///آیا مردم چنین پنداشتند که به صرف اینکه گفتند ما ایمان (به خدا) آورده‌ایم رهاشان کنند و هیچ امتحانشان نکنند؟///آیا مردم گمان می‌برند که رهایشان کنند که [به زبان‌] بگویند ایمان آورده‌ایم و ایشان را نمی‌آزمایند؟///آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها می‌شوند و آزمایش نخواهند شد؟!///آیا پنداشتند مردم که رها شوند آنکه گویند ایمان آوردیم و آزموده نگردند///آیا مردمان پنداشتند که (تا) گفتند ایمان آوردیم، رها می‌شوند، حال آنکه مورد آزمایشی آتشین قرار نمی‌گیرند؟ quran_en_fa We did test those before them, and Allah will certainly know those who are true from those who are false. در حالی که یقینا کسانی را که پیش از آنان بودند، آزمایش کرده‌ایم [پس اینان هم بی تردید آزمایش می‌شوند]، و بی تردید خدا کسانی را که [در ادعای ایمان] راست گفته‌اند می‌شناسد، و قطعا دروغگویان را نیز می‌شناسد.///در حالی که یقینا کسانی را که پیش از آنان بودند، آزمایش کرده‌ایم [پس اینان هم بی تردید آزمایش می‌شوند]، و بی تردید خدا کسانی را که [در ادعای ایمان] راست گفته‌اند می‌شناسد، و قطعا دروغگویان را نیز می‌شناسد.///هر آینه مردمى را که پیش از آنها بودند آزمودیم، تا خدا کسانى را که راست گفته‌اند معلوم دارد و دروغگویان را متمایز گرداند.///و به یقین کسانى را که پیش از اینان بودند آزمودیم، پس خدا حتما آنها را که راست گفتند مى‌شناسد و [نیز] دروغگویان را مى‌شناسد///و به یقین، کسانى را که پیش از اینان بودند آزمودیم، تا خدا آنان را که راست گفته‌اند معلوم دارد و دروغگویان را [نیز] معلوم دارد.///در حالى که بی‌تردید کسانى را که پیش از ایشان بودند، آزمودیم. قطعا خداوند کسانى را که راست گفتند، مى‌شناسد، و دروغگویان را [نیز] مى‌شناسد///و محققا ما اممی را که پیش از اینان بودند به امتحان و آزمایش آوردیم، و همانا خدا دروغگویان و راستگویان را کاملا می‌شناسد.///و به راستی پیشینیان آنان را آزموده‌ایم، و بی‌شک خداوند راستگویان و دروغگویان را معلوم می‌دارد///ما کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم (و اینها را نیز امتحان می‌کنیم)؛ باید علم خدا درباره کسانی که راست می‌گویند و کسانی که دروغ می‌گویند تحقق یابد!///و همانا آزمودیم آنان را که پیش از ایشان بودند تا بداند خدا آنان را که راست گفتند و تا بداند دروغگویان را///و (ما) بی‌گمان، کسانی را که پیش از اینان بودند همی سخت آزمودیم. پس خدا به‌راستی آنان را که راست گفته‌اند همواره (با علامتی ویژه) نشانه‌ای گذارد و دروغگویان را (نیز) بی‌چون و بی‌امان نشانه می‌نهد. quran_en_fa Do those who practise evil think that they will get the better of Us? Evil is their judgment! آیا آنان که مرتکب زشتی‌ها می‌شوند، پنداشته‌اند که می‌توانند بر ما پیشی گیرند [تا از مجازات و عذاب زشت کاری هایشان بگریزند؟!] چه بد داوری می‌کنند.///آیا آنان که مرتکب زشتی‌ها می‌شوند، پنداشته‌اند که می‌توانند بر ما پیشی گیرند [تا از مجازات و عذاب زشت کاری هایشان بگریزند؟!] چه بد داوری می‌کنند.///آیا آنان که مرتکب گناه مى‌شوند پنداشته‌اند که از ما مى‌گریزند؟ چه بد داورى مى‌کنند.///آیا کسانى که مرتکب زشتى‌ها مى‌شوند مى‌پندارند که بر ما پیشى مى‌گیرند؟ چه بد داورى مى‌کنند///آیا کسانى که کارهاى بد مى‌کنند، مى‌پندارند که بر ما پیشى خواهند جست؟ چه بد داورى مى‌کنند.///آیا کسانى که کارهاى بد مى‌کنند، پنداشته‌اند که بر ما پیشى خواهند گرفت [و از کیفر ما خواهند گریخت]؟ چه بد داورى مى‌کنند.///آیا آنان که کار زشت و اعمال ناشایسته مرتکب می‌شوند پنداشتند که بر ما سبقت گیرند (و از عقاب ما خلاصی یابند)؟ بسیار بد حکم می‌کنند.///یا کسانی که کارهای ناروا انجام می‌دهند گمان می‌برند که بر ما پیشی می‌گیرند، چه بد است داوریشان‌///آیا کسانی که اعمال بد انجام می‌دهند گمان کردند بر قدرت ما چیره خواهند شد؟! چه بد داوری می‌کنند!///یا گمان دارند آنان که کنند بدیها که بر ما سبقت گیرند زشت است آنچه حکم کنند///یا کسانی که کارهای بد می‌کنند، می‌پندارند که بر ما پیشی می‌گیرند؟ بدا (بر) آنچه حکم می‌کنند. quran_en_fa For those whose hopes are in the meeting with Allah (in the Hereafter, let them strive); for the term (appointed) by Allah is surely coming and He hears and knows (all things). هر که امید دیدار [پاداش و مقام قرب] خدا را دارد [باید در عرصه طاعت و عبادت بکوشد]؛ زیرا زمان معین شده [از سوی] خدا [که روز قیامت است] حتما آمدنی است؛ و او شنوا و داناست.///هر که امید دیدار [پاداش و مقام قرب] خدا را دارد [باید در عرصه طاعت و عبادت بکوشد]؛ زیرا زمان معین شده [از سوی] خدا [که روز قیامت است] حتما آمدنی است؛ و او شنوا و داناست.///هر کس که به دیدار خدا امید مى‌دارد بداند که وعده خدا آمدنى است و او شنوا و داناست.///کسى که به دیدار خدا امید دارد، به یقین زمان [دیدار] خدا آمدنى است، و او شنواى داناست///کسى که به دیدار خدا امید دارد [بداند که‌] اجل [او از سوى‌] خدا آمدنى است، و اوست شنواى دانا.///آن کس که به دیدار خداوند امید دارد، [در طاعت و عبادت بکوشد، که] بى‌شک زمان معین شده [از سوى‌] خدا [که روز قیامت است، ‌] آمدنى است؛ و اوست شنواى دانا.///هر کس که به لقاء خدا (و مشاهده جمال و وصول به رحمت و جنت او) امیدوار و مشتاق است (بداند که) هنگام اجل و وعده معین خدا البته فرا رسد و او (به گفتار و کردار خلق) شنوا و داناست.///هرکس که به لقای الهی امید داشته باشد [بداند که‌] اجل مقرر الهی فرارسنده است و او شنوای داناست‌///کسی که امید به لقاء الله (و رستاخیز) دارد (باید در اطاعت فرمان او بکوشد!) زیرا سرآمدی را که خدا تعیین کرده فرامی‌رسد؛ و او شنوا و داناست!///آنکو امید دارد ملاقات خدا را همانا سرآمد خدا است آینده و او است شنوای دانا///هر که امید لقای خدا را داشته، پس زمان (ویژه‌ی) خدا بی‌گمان (و) به راستی آمدنی است. و اوست بسی شنوای بسیار دانا. quran_en_fa And if any strive (with might and main), they do so for their own souls: for Allah is free of all needs from all creation. و کسی که [در راه خدا] بکوشد فقط به سود خودش می‌کوشد؛ زیرا خدا از جهانیان بی نیاز است.///و کسی که [در راه خدا] بکوشد فقط به سود خودش می‌کوشد؛ زیرا خدا از جهانیان بی نیاز است.///هر که جهاد کند به سود خود کرده است، زیرا خدا از همه جهانیان بى‌نیاز است.///و هر که بکوشد تنها به سود خود مى‌کوشد، همانا خداوند از جهانیان سخت بى‌نیاز است///و هر که بکوشد، تنها براى خود مى‌کوشد، زیرا خدا از جهانیان سخت بى‌نیاز است.///و هر کس تلاش کند، پس براى خود مى‌کوشد؛ زیرا خداوند از جهانیان بى‌نیاز است.///و هر که (در راه ایمان) جهد و کوشش کند به سود خود کند که خدا از (طاعت و عبادت) عالمیان البته بی‌نیاز است.///و هرکس [در راه حق‌] بکوشد، به سود خویش کوشیده است، بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است‌///کسی که جهاد و تلاش کند، برای خود جهاد می‌کند؛ چرا که خداوند از همه جهانیان بی نیاز است.///و آنکه می‌کوشد جز این نیست که می‌کوشد برای خویشتن همانا خدا بی‌نیاز است از جهانیان‌///هر که جهاد کند، تنها برای خود جهاد می‌کند. خدا بی‌چون از جهانیان به‌راستی بی‌نیاز است. quran_en_fa Those who believe and work righteous deeds,- from them shall We blot out all evil (that may be) in them, and We shall reward them according to the best of their deeds. و آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، گناهانشان را قطعا از آنان می‌پوشانیم و بر پایه بهترین عملی که همواره انجام می‌داده‌اند، پاداششان می‌دهیم.///و آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، گناهانشان را قطعا از آنان می‌پوشانیم و بر پایه بهترین عملی که همواره انجام می‌داده‌اند، پاداششان می‌دهیم.///گناهان آنان را که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند، مى‌زداییم و بهتر از آنچه عمل کرده‌اند پاداششان مى‌دهیم.///و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کردند، قطعا گناهانشان را از آنها مى‌زداییم و بهتر از آنچه مى‌کردند پاداششان مى‌دهیم///و کسانى که ایمان آورده، و کارهاى شایسته کرده‌اند، قطعا گناهانشان را از آنان مى زداییم، و بهتر از آنچه مى‌کردند پاداششان مى‌دهیم.///و کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند، قطعا لغزش‌هاى آنان را مى‌پوشانیم و بى‌شک بهتر از آنچه عمل مى‌کرده‌اند، پاداششان مى‌دهیم.///و آنان که ایمان آورده و نیکوکار شدند البته ما هم گناهانشان را محو و مستور کنیم و بهتر از آن اعمال نیکشان به آنها پاداش دهیم.///و کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند سیئاتشان را از ایشان می‌زداییم و به بهتر از آنچه کرده‌اند پاداششان دهیم‌///و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند، گناهان آنان را می‌پوشانیم (و می‌بخشیم) و آنان را به بهترین اعمالی که انجام می‌دادند پاداش می‌دهیم.///و آنان که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند همانا بستریم از ایشان بدیهای ایشان را و هر آینه پاداششان دهیم بهتر آن را که بودند می‌کردند///و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته‌ (ی ایمان) کردند، به راستی گناهانشان را از آنان به‌درستی می‌زداییم، و بهترین کاری که انجامش می‌داده‌اند بی‌گمان همان را به گونه‌ای بهتر پاداششان می‌دهیم. quran_en_fa We have enjoined on man kindness to parents: but if they (either of them) strive (to force) thee to join with Me (in worship) anything of which thou hast no knowledge, obey them not. Ye have (all) to return to me, and I will tell you (the truth) of all that ye did. انسان را درباره پدر و مادرش به نیکی کردن سفارش کرده‌ایم؛ و اگر آن دو نفر تلاش کنند تا بر پایه جهالت و نادانی [وبدون معرفت و دانش که روشنگر حقایق است] چیزی را شریک من قرار دهی، از آنان اطاعت مکن. بازگشت شما فقط به سوی من است، پس شما را به آنچه همواره انجام می‌داده‌اید، آگاه می‌کنم.///انسان را درباره پدر و مادرش به نیکی کردن سفارش کرده‌ایم؛ و اگر آن دو نفر تلاش کنند تا بر پایه جهالت و نادانی [وبدون معرفت و دانش که روشنگر حقایق است] چیزی را شریک من قرار دهی، از آنان اطاعت مکن. بازگشت شما فقط به سوی من است، پس شما را به آنچه همواره انجام می‌داده‌اید، آگاه می‌کنم.///به آدمى سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکى کند. و اگر آن دو بکوشند که تو چیزى را که بدان آگاه نیستى شریک من قرار دهى، اطاعتشان مکن. بازگشت همه شما به سوى من است و شما را به کارهایى که مى‌کرده‌اید آگاه مى‌کنم.///و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکى کند. و اگر آنها کوشیدند تا تو چیزى را شریک من کنى که بدان علم ندارى، از ایشان اطاعت مکن. بازگشت شما به سوى من است و شما را به کارهایى که مى‌کردید آگاه مى‌کنم///و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکى کند، و [لى‌] اگر آنها با تو درکوشند تا چیزى را که بدان علم ندارى با من شریک گردانى، از ایشان اطاعت مکن. سرانجامتان به سوى من است، و شما را از [حقیقت‌] آنچه انجام مى‌دادید باخبر خواهم کرد.///و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکى کند و اگر آن دو بکوشند تا چیزى را که هیچ دانشى درباره‌ی آن ندارى، همتاى من قرار دهى، از ایشان اطاعت مکن! بازگشت شما به سوى من است، پس شما را از آنچه انجام مى‌دادید، آگاه خواهم ساخت.///و ما به آدمی سفارش کردیم که در حق پدر و مادر خود نیکی کند، و اگر آنها (خود مشرک باشند و) کوشند تا تو به من (که خدای یگانه‌ام) از روی جهل و نادانی شرک آوری هرگز اطاعت امر آنها مکن، که رجوع شما به سوی من است و من شما را به پاداش هر عمل که به جای آورده‌اید آگاه می‌گردانم.///و انسان را سفارش کرده‌ایم که به پدر و مادرش نیکی کند و [می‌گوییم‌] اگر تو را واداشتند که چیزی را که بدان علم نداری شریک من گردانی، پس از آن دو اطاعت مکن، چرا که بازگشت شما به سوی من است و آنگاه به [حقیقت‌] آنچه می‌کردید آگاهتان می‌سازم‌///ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، و اگر آن دو (مشرک باشند و) تلاش کنند که برای من همتایی قائل شوی که به آن علم نداری، از آنها پیروی مکن! بازگشت شما به سوی من است، و شما را از آنچه انجام می‌دادید با خبر خواهم ساخت!///و اندرز دادیم انسان را به پدر و مادرش نکوئی‌کردن و اگر کوشیدند با تو که شرک‌ورزی با من آنچه را نیستت بدان دانشی پس فرمانبرداریشان نکن بسوی من است بازگشت شما تا آگهیتان دهم بدانچه بودید می‌کردید///و انسان را سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکی‌‌‌‌‌‌ای (شایسته) کند و اگر (هم) آنها علیه تو (همی) کوشند تا چیزی را که بدان علم نداری با من شریک گردانی، پس از ایشان اطاعت مکن. سرانجامتان تنها سوی من است. پس شما را از (صورت و سیرت) آنچه انجام می‌داده‌اید، خبری مهم خواهم داد. quran_en_fa And those who believe and work righteous deeds,- them shall We admit to the company of the Righteous. و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، حتما در زمره شایستگان درمی آوریم.///و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، حتما در زمره شایستگان درمی آوریم.///کسانى را که ایمان آوردند و کردارهاى شایسته کردند در زمره صالحان در آوریم.///و کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند، البته آنان را در گروه شایستگان در مى‌آوریم///و کسانى که گرویده و کارهاى شایسته کرده‌اند، البته آنان را در زمره شایستگان درمى‌آوریم.///و کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند، بى‌شک آنان را در زمره‌ى شایستگان درمى‌آوریم.///و آنان که ایمان آورده و کار نیکو کردند آنان را البته (به بهشت) در صف صالحان (و رتبه نیکان) آریم.///و کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، در زمره شایستگان در می‌آوریمشان‌///و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند، آنها را در زمره صالحان وارد خواهیم کرد!///و آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند هر آینه درآریمشان در شایستگان‌///و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته (ی ایمان) کردند، بی‌گمان آنان را به‌راستی در (زمره‌ی) شایستگان در می‌آوریم. quran_en_fa Then there are among men such as say, "We believe in Allah"; but when they suffer affliction in (the cause of) Allah, they treat men's oppression as if it were the Wrath of Allah! And if help comes (to thee) from thy Lord, they are sure to say, "We have (always) been with you!" Does not Allah know best all that is in the hearts of all creation? و از مردم کسانی هستند که می‌گویند: به خدا ایمان آوردیم. پس هنگامی که در راه خدا شکنجه و آزار شوند، شکنجه و آزار مردم را مانند عذاب خدا [غیر قابل تحمل] شمارند [و از بیم ادامه یافتنش از ایمان دست برمی دارند]، و اگر از سوی پروردگارت یاری و نصرتی [چون پیروزی و غنیمت] بیاید، [به مؤمنان] قاطعانه می‌گویند: ما هم با شما بودیم. آیا [حال آنان از دید خدا پنهان است] و خدا به آنچه در سینه‌های جهانیان است [از همه] آگاه‌تر نیست؟///و از مردم کسانی هستند که می‌گویند: به خدا ایمان آوردیم. پس هنگامی که در راه خدا شکنجه و آزار شوند، شکنجه و آزار مردم را مانند عذاب خدا [غیر قابل تحمل] شمارند [و از بیم ادامه یافتنش از ایمان دست برمی دارند]، و اگر از سوی پروردگارت یاری و نصرتی [چون پیروزی و غنیمت] بیاید، [به مؤمنان] قاطعانه می‌گویند: ما هم با شما بودیم. آیا [حال آنان از دید خدا پنهان است] و خدا به آنچه در سینه‌های جهانیان است [از همه] آگاه‌تر نیست؟///بعضى از مردم مى‌گویند: به خدا ایمان آورده‌ایم. و چون در راه خدا آزارى ببینند، آن آزار را چون عذاب خدا به شمار مى‌آورند. و چون از سوى پروردگار تو مددى رسد، مى‌گویند: ما نیز با شما بوده‌ایم. آیا خدا به آنچه در دلهاى مردم جهان مى‌گذرد آگاه‌تر نیست؟///و از مردم کسانى هستند که مى‌گویند: به خدا ایمان آورده‌ایم، و چون در راه خدا اذیت شوند، آزار مردم را مانند عذاب خدا قرار مى‌دهند، و اگر از جانب پروردگار تو یارى رسد حتما خواهند گفت: ما با شما بودیم. مگر خدا به آنچه در دل‌هاى جهانیان است داناتر نیست///و از میان مردم کسانى‌اند که مى‌گویند: «به خدا ایمان آورده‌ایم» و چون در [راه‌] خدا آزار کشند، آزمایش مردم را مانند عذاب خدا قرار مى‌دهند؛ و اگر از جانب پروردگارت پیروزى رسد حتما خواهند گفت: «ما با شما بودیم.» آیا خدا به آنچه در دلهاى جهانیان است داناتر نیست؟///و گروهى از مردم کسانى هستند که مى‌گویند: «به خداوند ایمان آورده‌ایم!» پس هرگاه در راه خدا آزار ببینند، اذیت و آزار مردم را همچون عذاب الهى [غیر قابل تحمل‌] مى‌شمارند [و از ایمان دست برمى‌دارند]، ولی اگر از جانب پروردگارت یارى و پیروزى [براى شما] برسد، قاطعانه مى‌گویند: «ما همواره با شما بوده‌ایم، [و در این پیروزى شریکیم]!» آیا خدا به آنچه در سینه‌هاى جهانیان مى‌گذرد، آگاه‌تر نیست؟!///و بعضی مردم (از راه نفاق) می‌گویند: ما به خدا ایمان آوردیم، و چون رنج و آزاری در راه خدا ببینند فتنه و عذاب خلق را با عذاب خدا برابر شمرند (یعنی همان قدر که ترس عذاب خدا آنها را از کفر به ایمان می‌خواند ترس عذاب مردم هم از ایمان به کفر می‌کشد) و هر گاه ظفر و نصرتی از جانب خدایت (به مؤمنان) رسید (آن منافقان) گویند: ما هم با شما (و هم آیین شما) بودیم. آیا خدا بر آنچه در دلهای خلایق است داناتر نیست؟///و از مردم کسی هست که می‌گوید به خدا ایمان آورده‌ایم و چون در راه خدا رنج و آزار بیند، آزارگری مردم را همچون عذاب الهی پندارد، و اگر نصرتی از سوی پروردگارت فراز آید، می‌گویند ما همراه شما بودیم، آیا خداوند به آنچه در دلهای جهانیان هست آگاه‌تر نیست؟///و از مردم کسانی هستند که می‌گویند: «به خدا ایمان آورده‌ایم!» اما هنگامی که در راه خدا شکنجه و آزار می‌بینند، آزار مردم را همچون عذاب الهی می‌شمارند (و از آن سخت وحشت می‌کنند)؛ ولی هنگامی که پیروزی از سوی پروردگارت (برای شما) بیاید، می‌گویند: «ما هم با شما بودیم (و در این پیروزی شریکیم)»!! آیا خداوند به آنچه در سینه‌های جهانیان است آگاه‌تر نیست؟!///و از مردمند آنان که گویند ایمان آوردیم به خدا پس گاهی که آزرده شود در راه خدا بگرداند آزار مردم را چون عذاب خدا و اگر بیاید یاریی از پروردگارت هر=آینه گویند ما با شما بودیم آیا نیست خدا را داناتر بدانچه هست در سینه‌های جهانیان‌///و برخی از مردمان کسانی (اند که) گویند: «به خدا ایمان آوردیم‌.» پس چون در (راه) خدا آزار ببینند، فتنه‌ی مردمان را همانند عذاب خدا می‌نهند. و اگر به‌راستی از جانب پروردگارت یاری‌ای در رسد همواره بی‌چون خواهند گفت: «ما (همچنان) با شما بوده‌ایم‌.» آیا خدا به آنچه در سینه‌های جهانیان است داناتر (از کل آفریدگان) نیست‌؟ quran_en_fa And Allah most certainly knows those who believe, and as certainly those who are Hypocrites. و یقینا خدا کسانی را که ایمان آورده‌اند، می‌شناسد و بی تردید منافقان را نیز می‌شناسد،///و یقینا خدا کسانی را که ایمان آورده‌اند، می‌شناسد و بی تردید منافقان را نیز می‌شناسد،///البته خدا مى‌داند که مؤمنان چه کسانند و منافقان چه کسان.///البته خدا کسانى را که ایمان آورده‌اند مى‌شناسد و منافقان را نیز نیک مى‌شناسد///و قطعا خدا کسانى را که ایمان آورده‌اند مى‌شناسد، و یقینا منافقان را [نیز] مى‌شناسد.///و قطعا خدا کسانى را که ایمان آورده‌اند، مى‌شناسد و منافقان را [نیز] مى‌شناسد.///و البته خدا هم به احوال اهل ایمان داناست و هم از درون منافقان آگاه است.///و خداوند مؤمنان را [نیک‌] می‌شناسد و منافقان را [نیک‌] می‌شناسد///مسلما خداوند مؤمنان را می‌شناسد، و به یقین منافقان را (نیز) می‌شناسد.///و تا بداند خدا آنان را که ایمان آوردند و تا بداند آنان را که نفاق (دوروئی) ورزیدند///و خدا به‌راستی کسانی را که ایمان آورده‌اند به درستی نشانه می‌نهد و منافقان را نیز بی‌چون (و) بی‌امان نشانه می‌نهد. quran_en_fa And the Unbelievers say to those who believe: "Follow our path, and we will bear (the consequences) of your faults." Never in the least will they bear their faults: in fact they are liars! و کافران به مؤمنان گفتند: از راه ما پیروی کنید تا ما [اگر آخرتی و عذابی در کار باشد] گناهان شما را به عهده گیریم. و آنان [به اختیار خود] بر عهده گیرنده چیزی از گناهان اینان نیستند، آنان یقینا [در پیشنهادی که به مؤمنان می‌دهند] دروغگویند،///و کافران به مؤمنان گفتند: از راه ما پیروی کنید تا ما [اگر آخرتی و عذابی در کار باشد] گناهان شما را به عهده گیریم. و آنان [به اختیار خود] بر عهده گیرنده چیزی از گناهان اینان نیستند، آنان یقینا [در پیشنهادی که به مؤمنان می‌دهند] دروغگویند،///کافران به مؤمنان گفتند: به راه ما بیایید، بار گناهتان بر گردن ما. حال آنکه اینان بار گناه کسى را بر گردن نخواهند گرفت و دروغ مى‌گویند.///و کسانى که کافر شدند، به کسانى که ایمان آورده‌اند گفتند: طریقت ما را پیروى کنید و باید گناهانتان را گردن بگیریم! ولى آنها چیزى از گناهانشان را به گردن نخواهند گرفت. قطعا آنها دروغگویانند///و کسانى که کافر شده‌اند، به کسانى که ایمان آورده‌اند مى‌گویند: «راه ما را پیروى کنید و گناهانتان به گردن ما.» و [لى‌] چیزى از گناهانشان را به گردن نخواهند گرفت؛ قطعا آنان دروغگویانند.///و کافران به مؤمنان گفتند: «شما راه ما را پیروى کنید، [اگر گناهى داشته باشد،] ما گناهان شما را بر عهده مى‌گیریم.» در حالى که چیزى از گناهانشان را عهده‌دار نیستند؛ قطعا آنان دروغگویانند.///و کافران به اهل ایمان گفتند: شما طریقه ما را پیروی کنید (اگر به خطا رفتید) بار خطاهای شما را ما به دوش می‌گیریم، در صورتی که هیچ از بار گناهشان را به دوش نگیرند، آنها دروغ می‌گویند.///و کافران به مؤمنان گویند از راه ما پیروی کنید ما گناهانتان را به گردن می‌گیریم، ولی در حقیقت هیچ باری از گناهان ایشان را به گردن نگیرند، که ایشان دروغگو هستند///و کافران به مؤمنان گفتند: «شما از راه ما پیروی کنید، (و اگر گناهی دارد) ما گناهانتان را بر عهده خواهیم گرفت!» آنان هرگز چیزی از گناهان اینها را بر دوش نخواهند گرفت؛ آنان به یقین دروغگو هستند!///و گفتند آنان که کفر ورزیدند بدانان که ایمان آوردند پیروی کنید راه ما را و باید به دوش کشیم گناهان شما را و نیستند حمل‌کنندگان گناهان ایشان به چیزی همانا ایشانند دروغگویان‌///و کسانی که کافر شدند، به کسانی که ایمان آوردند گفتند: «راه ما را پیروی کنید و ما باید گناهتان را بر عهده گیریم‌.» حال آنکه آنان عهده‌دار چیزی از گناهانشان نیستند (تا چه رسد به گناهان دیگران و) بی‌شک آنان دروغگویانند. quran_en_fa They will bear their own burdens, and (other) burdens along with their own, and on the Day of Judgments they will be called to account for their falsehoods. و مسلما بارهای [گناهان] خود را با بارهای دیگری [از گناهان کسانی که گمراهشان کردند] همراه با بارهای خود حمل خواهند کرد، و روز قیامت از آنچه [به خدا و پیامبر و قرآن] افترا می‌بستند، حتما بازپرسی خواهند شد،///و مسلما بارهای [گناهان] خود را با بارهای دیگری [از گناهان کسانی که گمراهشان کردند] همراه با بارهای خود حمل خواهند کرد، و روز قیامت از آنچه [به خدا و پیامبر و قرآن] افترا می‌بستند، حتما بازپرسی خواهند شد،///بلکه بار گناه خود و بارهایى با بار خود بر گردن خواهند گذاشت و در روز قیامت به سبب دروغهایى که بر هم مى‌بافته‌اند بازخواست خواهند شد.///و بى‌تردید بارهاى گناه خودشان و بارهاى دیگران را اضافه بر بار خود بر دوش مى‌کشند، و مسلما روز قیامت از آنچه افترا مى‌بستند بازخواست خواهند شد///و قطعا بارهاى گران خودشان و بارهاى گران [دیگر] را با بارهاى گران خود برخواهند گرفت، و مسلما روز قیامت از آنچه به دروغ برمى‌بستند پرسیده خواهند شد.///بى‌شک آنان هم بار [خطاى] خودشان و [هم] بارهاى دیگر را با بار خود بر دوش خواهند کشید و مسلما در روز قیامت از آنچه به دروغ مى‌بافتند، بازخواست خواهند شد.///و آنها علاوه بر بار سنگین گناهان خود بار گناهان هر که را گمراه کرده‌اند نیز به دوش می‌گیرند و روز قیامت از آنچه دروغ می‌بستند سخت مؤاخذه می‌شوند.///و باشد که بار گناهان خودشان و بار گناهانی علاوه بر بار گناهان خودشان را بر دوش گیرند، و روز قیامت از آنچه افتراء می‌بستند خواهندشان پرسید///آنها بار سنگین (گناهان) خویش را بر دوش می‌کشند، و (همچنین) بارهای سنگین دیگری را اضافه بر بارهای سنگین خود؛ و روز قیامت به یقین از تهمتهائی که می‌بستند سؤال خواهند شد!///و هر آینه به دوش کشند بارهای خود را و بارهایی با بارهای خود و هر آینه پرسش شوند روز قیامت از آنچه بودند دروغ می‌بستند///و همواره بارهای گران خودشان و بارهای گران (از دیگران) را با بارهای گران خودشان بی‌گمان بر دوش خواهند گرفت. و روز قیامت بی‌چون از آنچه به دروغ بر می‌بستند به‌درستی پرسیده خواهند شد. quran_en_fa We (once) sent Noah to his people, and he tarried among them a thousand years less fifty: but the Deluge overwhelmed them while they (persisted in) sin. و همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم پس نهصد و پنجاه سال در میانشان درنگ کرد [ولی بیشتر مردم به او ایمان نیاوردند]، سرانجام توفان آنان را در حالی که ستمکار بودند، فرا گرفت.///و همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم پس نهصد و پنجاه سال در میانشان درنگ کرد [ولی بیشتر مردم به او ایمان نیاوردند]، سرانجام توفان آنان را در حالی که ستمکار بودند، فرا گرفت.///ما نوح را بر مردمش به پیامبرى فرستادیم. او هزار سال و پنجاه سال کم در میان آنان بزیست. و چون مردمى ستم پیشه بودند، طوفانشان فروگرفت.///و به راستى نوح را به سوى قومش فرستادیم. پس در میان آنها هزار سال جز پنجاه سال بماند، اما سر انجام طوفان آنها را در گرفت در حالى که ستمکار بودند. و ما هم بحاملین: ولى ایشان به گردن گیرنده نیستند. خطایا جمع خطیئة: گناهان. لیحملن: البته حتما به گردن م///و به راستى، نوح را به سوى قومش فرستادیم، پس در میان آنان نهصد و پنجاه سال درنگ کرد، تا طوفان آنها را در حالى که ستمکار بودند فرا گرفت.///و به راستى نوح را به سوى قومش فرستادیم، پس در میان آنان، نهصد و پنجاه سال درنگ کرد، [ولى تنها اندکى از مردم ایمان آوردند،] پس طوفان آنان را فراگرفت، در حالى که ستمگر بودند.///و همانا نوح را (به رسالت) به سوی قومش فرستادیم و او هزار سال پنجاه سال کم میان قوم درنگ کرد، و چون همه ستمگر و ظالم بودند همه را طوفان هلاک فرا گرفت.///و به راستی نوح را به سوی قومش [به رسالت‌] فرستادیم و در میان آنان هزار سال منهای پنجاه سال به سر برد، آنگاه طوفان [سیل و بلا] آنان را فرو گرفت، در حالی که ایشان ستمکار [مشرک‌] بودند///و ما نوح را بسوی قومش فرستادیم؛ و او را در میان آنان هزار سال مگر پنجاه سال، درنگ کرد؛ اما سرانجام طوفان و سیلاب آنان را فراگرفت در حالی که ظالم بودند.///و همانا فرستادیم نوح را بسوی قومش پس ماند در ایشان هزار سال مگر پنجاه سال پس گرفت ایشان را طوفان حالی که بودند ستمگران‌///و به‌راستی و درستی، نوح را سوی قومش فرستادیم. پس در میان آنان نهصدوپنجاه سال (در رسالتش) درنگ کرد. پس طوفان آنان را در حالی که (از) ستمکاران بودند فرو گرفت. quran_en_fa But We saved him and the companions of the Ark, and We made the (Ark) a Sign for all peoples! پس او و اهل کشتی را نجات بخشیدیم و آن [حادثه] را عبرتی بسیار مهم برای جهانیان قرار دادیم.///پس او و اهل کشتی را نجات بخشیدیم و آن [حادثه] را عبرتی بسیار مهم برای جهانیان قرار دادیم.///او و کسانى را که در کشتى بودند نجات دادیم و آن طوفان را نشان عبرتى براى جهانیان گردانیدیم.///پس او را با کشتى‌نشینان نجات دادیم و آن را براى جهانیان عبرتى ساختیم///و او را با کشتى‌نشینان برهانیدیم و آن [سفینه‌] را براى جهانیان عبرتى گردانیدیم.///پس او و سرنشینان کشتى را نجات دادیم، و آن [حادثه] را براى جهانیان، نشانه‌ى [عبرت] قرار دادیم.///و تنها خود نوح را با اصحاب کشتی او (از غرق) نجات دادیم و آن کشتی را برای خلق عالم آیتی (از قدرت و رحمت خویش) قرار دادیم.///آنگاه او و کشتی‌نشینان را نجات دادیم و آن را مایه عبرت جهانیان گرداندیم‌///ما او و سرنشینان کشتی را رهایی بخشیدیم، و آن را آیتی برای جهانیان قرار دادیم!///پس رهانیدیمش و یاران کشتی را و گردانیدیمش آیتی برای جهانیان‌///پس او را و کشتی‌نشستگان را رهانیدیم و آن کشتی را برای جهانیان نشانه‌ای نهادیم. quran_en_fa And (We also saved) Abraham: behold, he said to his people, "Serve Allah and fear Him: that will be best for you- If ye understand! و ابراهیم را [نیز فرستادیم] آن گاه به قومش گفت: خدا را بپرستید و از او پروا کنید، این برای شما بهتر است، اگر بدانید؛///و ابراهیم را [نیز فرستادیم] آن گاه به قومش گفت: خدا را بپرستید و از او پروا کنید، این برای شما بهتر است، اگر بدانید؛///و نیز ابراهیم را به پیامبرى فرستادیم، آنگاه که به مردمش گفت: خداى یکتا را بپرستید و از او بترسید. این برایتان بهتر است اگر مردمى دانا باشید.///و ابراهیم را [فرستادیم‌] چون به قوم خویش گفت: خدا را بپرستید و از او پروا دارید. این کار براى شما بهتر است، اگر مى‌دانستید///و [یاد کن‌] ابراهیم را چون به قوم خویش گفت: «خدا را بپرستید و از او پروا بدارید؛ اگر بدانید این [کار] براى شما بهتر است.»///و [یاد کن] ابراهیم را. آن‌گاه که به قومش گفت: «خدا را بپرستید و از او پروا کنید. این براى شما بهتر است، اگر بدانید.///و ابراهیم را (نیز فرستادیم) که به قوم خود گفت: خدا را بپرستید و از او بترسید که پرستش و ترس خدا اگر بدانید (از هر چیز) برای شما بهتر است.///و ابراهیم را [به رسالت فرستادیم‌] آنگاه که به قومش گفت خداوند را بپرستید و از او پروا کنید، این اگر بدانید برایتان بهتر است‌///ما ابراهیم را (نیز) فرستادیم، هنگامی که به قومش گفت: «خدا را پرستش کنید و از (عذاب) او بپرهیزید که این برای شما بهتر است اگر بدانید!///و ابراهیم هنگامی که گفت به قوم خود پرستش کنید خدا را و بترسیدش این بهتر است برای شما اگر بدانید///و (نیز) ابراهیم را (فرستادیم) چون به قومش گفت: «خدا را بپرستید و از او پروا بدارید. اگر می‌دانسته‌اید این (کار) برای شما خوب است‌.» quran_en_fa "For ye do worship idols besides Allah, and ye invent falsehood. The things that ye worship besides Allah have no power to give you sustenance: then seek ye sustenance from Allah, serve Him, and be grateful to Him: to Him will be your return. جز این نیست که شما به جای خدا بت هایی را می‌پرستید و [در نامگذاری آنها به آلهه و شفیع و مؤثر] دروغی را می‌سازید، بی تردید کسانی را که به جای خدا می‌پرستید، رزقی را برای شما مالک نیستند [تا آن را به شما برسانند]، پس رزق را نزد خدا بجویید و او را بندگی کنید و او را شکر کنید که [فقط] به سوی او بازگردانده می‌شوید،///جز این نیست که شما به جای خدا بت هایی را می‌پرستید و [در نامگذاری آنها به آلهه و شفیع و مؤثر] دروغی را می‌سازید، بی تردید کسانی را که به جای خدا می‌پرستید، رزقی را برای شما مالک نیستند [تا آن را به شما برسانند]، پس رزق را نزد خدا بجویید و او را بندگی کنید و او را شکر کنید که [فقط] به سوی او بازگردانده می‌شوید،///شما، سواى خداى یکتا بتانى را مى‌پرستید و دروغهاى بزرگ مى‌پردازید. آنهایى که سواى خداى یکتا مى‌پرستید، نمى‌توانند شما را روزى دهند. از خداى یکتا روزى بجویید و او را عبادت کنید و سپاس گویید، زیرا به سوى او بازگردانیده مى‌شوید.///جز این نیست که به جاى خداوند، بت‌هایى را مى‌پرستید و دروغى مى‌سازید. در حقیقت، آنها را که جز خدا مى‌پرستید، مالک روزى شما نیستند. پس روزى را نزد خدا بجویید و او را بپرستید و وى را سپاس گزارید که به سوى او بازگردانده مى‌شوید///واقعا آنچه را که شما سواى خدا مى‌پرستید جز بتانى [بیش‌] نیستند و دروغى برمى‌سازید. در حقیقت، کسانى را که جز خدا مى‌پرستید اختیار روزى شما را در دست ندارند. پس روزى را پیش خدا بجویید و او را بپرستید و وى را سپاس گویید، که به سوى او بازگردانیده مى‌شوید.///شما به جاى خدا بت‌هایى را مى‌پرستید و [در نامگذارى آنها به خدایان و الهه‌ها،] دروغى را مى‌سازید. کسانى که به جاى خدا می‌پرستید، مالک رزق شما نیستند، پس روزى را نزد خدا بجویید و او را بپرستید و براى او شکرگزاری کنید که به سوى او بازگردانده مى‌شوید.///و بدانید که شما به جای خدا بتهایی (جماد و بی‌اثر) را می‌پرستید و دروغی می‌سازید (که نام خدا بر آنها می‌نهید، اینک بدانید که) آنچه را جز خدا می‌پرستید قادر بر رزق شما نیستند، پس روزی را از نزد خدا طلبید و او را پرستید و شکر (نعمت) وی به جای آرید (و بدانید که باز) رجوع شما به سوی اوست.///شما فقط بتهایی را به جای خداوند می‌پرستید و بهتانی برساخته‌اید، بی‌گمان کسانی که به جای خداوند می‌پرستید اختیار روزی شما را ندارند، پس روزی را نزد خداوند بجویید و او را بپرستید و او را سپاس بگزارید، که به سوی او بازگردانده می‌شوید///شما غیر از خدا فقط بتهایی (از سنگ و چوب) را می‌پرستید و دروغی به هم می‌بافید؛ آنهایی را که غیر از خدا پرستش می‌کنید، مالک هیچ رزقی برای شما نیستند؛ روزی را تنها نزد خدا بطلبید و او را پرستش کنید و شکر او را بجا آورید که بسوی او بازگشت داده می‌شوید!///جز این نیست که می‌پرستید جز خدا بتانی را و می‌آفرید دروغی را (می‌پردازید) همانا آنان که می‌پرستید جز خدا دارا نیستند برای شما روزیی پس بجوئید نزد خدا روزی را و او را پرستش کنید و شکرش گزارید بسوی او بازگردانیده می‌شوید///«آنچه را که شما بجز خدا می‌پرستید تنها بتانی هستند و (شما) دروغی جعل می‌کنید. بی‌گمان کسانی را که جز خدا می‌پرستید اختیار هیچ‌گونه روزی را برای شما در دست ندارند. پس روزی را نزد خدا بجویید و (تنها) او را بپرستید و برایش سپاس گویید. تنها سوی او باز گردانیده می‌شوید.» quran_en_fa "And if ye reject (the Message), so did generations before you: and the duty of the messenger is only to preach publicly (and clearly)." و اگر [مرا] تکذیب کنید [چیز جدیدی نیست]؛ زیرا امت هایی پیش از شما نیز [پیامبران را] تکذیب کردند، و بر عهده پیامبر جز رساندن آشکار [پیام وحی] نیست.///و اگر [مرا] تکذیب کنید [چیز جدیدی نیست]؛ زیرا امت هایی پیش از شما نیز [پیامبران را] تکذیب کردند، و بر عهده پیامبر جز رساندن آشکار [پیام وحی] نیست.///اگر شما تکذیب مى‌کنید، مردمانى هم که پیش از شما بودند تکذیب مى‌کردند. و بر عهده پیامبر جز تبلیغى روشنگر هیچ نیست.///و اگر تکذیب مى‌کنید، در حقیقت امت‌هایى که پیش از شما بودند نیز تکذیب کردند، و بر پیامبر جز ابلاغ آشکار وظیفه‌اى نیست///و اگر تکذیب کنید، قطعا امتهاى پیش از شما [هم‌] تکذیب کردند، و بر پیامبر [خدا] جز ابلاغ آشکار [وظیفه‌اى‌] نیست.///و اگر [مرا] تکذیب کنید، امت‌هاى پیش از شما [نیز پیامبرانشان را] تکذیب کردند. و بر پیامبر جز تبلیغ روشن، [مسئولیتى] نیست.»///و اگر شما (مردم مکه، رسالت این پیامبر را) تکذیب می‌کنید (عجبی نیست زیرا) پیش از شما هم بسیاری از امم (پیمبران خود را) تکذیب کردند، و بر رسول جز آنکه به آشکار تبلیغ رسالت کند تکلیفی نیست.///و اگر [پیامبر را] دروغگو انگارید بدانید که امتهای پیش از شما هم تکذیب پیشه کردند، و بر عهده پیامبر جز پیام‌رسانی آشکار نیست‌///اگر شما (مرا) تکذیب کنید (جای تعجب نیست)، امتهایی پیش از شما نیز (پیامبرانشان را) تکذیب کردند؛ وظیفه فرستاده (خدا) جز ابلاغ آشکار نیست».///و اگر تکذیب کنید همانا تکذیب کردند ملتهائی پیش از شما و نیست بر پیمبر مگر رساندن آشکار///«و اگر تکذیب کنید همواره امت‌هایی پیش از شما (هم) تکذیب کردند و بر عهده‌ی پیامبر جز رساندن رسای وحی روشنگر (وظیفه‌ای) نیست.» quran_en_fa See they not how Allah originates creation, then repeats it: truly that is easy for Allah. آیا ندانسته‌اند که چگونه خدا مخلوقات را می‌آفریند سپس آنان را [پس از مرگشان] باز خواهد گرداند، یقینا این [کار] بر خدا آسان است.///آیا ندانسته‌اند که چگونه خدا مخلوقات را می‌آفریند سپس آنان را [پس از مرگشان] باز خواهد گرداند، یقینا این [کار] بر خدا آسان است.///آیا نمى‌بینند که خدا چگونه مخلوق را مى‌آفریند و پس از نیستى بازش مى‌گرداند؟ این کار بر خدا آسان است.///آیا ندیدند که خدا چگونه آفرینش را آغاز مى‌کند، سپس آن را باز مى‌گرداند؟ به راستى این [کار] بر خدا آسان است///آیا ندیده‌اند که خدا چگونه آفرینش را آغاز مى‌کند سپس آن را باز مى‌گرداند؟ در حقیقت، این [کار] بر خدا آسان است.///آیا ندیده‌اند که خداوند چگونه آفرینش را آغاز مى‌کند، سپس آن را بازمى‌گرداند؟ البته این [کار] بر خداوند آسان است.///آیا (مردم بارها به چشم خود) ندیدند که خدا چگونه ابتدا خلق را ایجاد می‌کند و باز به اصل خود برمی‌گرداند؟ این کار بر خدا بسیار آسان است.///آیا نیندیشیده‌اند که خداوند چگونه آفرینش را آغاز می‌کند و سپس بازش می‌گرداند، بی‌گمان این بر خداوند آسان است‌///آیا آنان ندیدند چگونه خداوند آفرینش را آغاز می‌کند، سپس بازمی‌گرداند؟! این کار برای خدا آسان است!///آیا نبینند چگونه پدید آرد خدا آفرینش را و سپس بازگرداندش همانا آن است بر خدا آسان‌///آیا و ندیدند که خدا چگونه آفرینش را آغاز می‌کند، سپس آن را باز می‌گرداند؟ بی‌گمان این کار بزرگ تنها بر خدا آسان است. quran_en_fa Say: "Travel through the earth and see how Allah did originate creation; so will Allah produce a later creation: for Allah has power over all things. بگو: در زمین بگردید پس با تأمل بنگرید که چگونه مخلوقات را آفرید، سپس خدا جهان آخرت را ایجاد می‌کند؛ زیرا خدا بر هر کاری تواناست،///بگو: در زمین بگردید پس با تأمل بنگرید که چگونه مخلوقات را آفرید، سپس خدا جهان آخرت را ایجاد می‌کند؛ زیرا خدا بر هر کاری تواناست،///بگو: در زمین سیر کنید و بنگرید که چگونه خدا موجودات را آفریده. سپس آفرینش باز پسین را پدید مى‌آورد. زیرا خداوند بر هر چیزى تواناست.///بگو: در زمین بگردید و بنگرید چگونه آفرینش را آغاز کرده است. سپس خداوند [همین گونه‌] جهان دیگر را پدید مى‌آورد. بى‌تردید خدا بر هر چیزى تواناست///بگو: «در زمین بگردید و بنگرید چگونه آفرینش را آغاز کرده است سپس [باز] خداست که نشأه آخرت را پدید مى‌آورد؛ خداست که بر هر چیزى تواناست.»///[ای پیامبر!] بگو: «در زمین بگردید، پس بنگرید که [خداوند] چگونه آفرینش را آغاز کرده است؟ سپس خدا [به همین گونه] جهان آخرت را پدید مى‌آورد. همانا خداوند بر هر کارى تواناست.///بگو که در زمین سیر کنید و ببینید که خدا چگونه خلق را ایجاد کرده (تا از مشاهده اسرار خلقت نخست بر شما به خوبی روشن شود که) سپس خدا نشأه آخرت را ایجاد خواهد کرد، همانا خدا بر هر چیز تواناست.///بگو در زمین سیر و سفر کنید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است و سپس نشاه آخرت را پدید می‌آورد، بی‌گمان خداوند بر هر کاری تواناست‌///بگو: «در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است؟ سپس خداوند (به همین‌گونه) جهان آخرت را ایجاد می‌کند؛ یقینا خدا بر هر چیز توانا است!///بگو بگردید در زمین پس بنگرید چگونه آغاز آفرینش کرد سپس خدا پدید آورد پیدایش بازپسین را همانا خدا بر همه چیز است توانا///بگو: «در زمین بگردید. پس بنگرید چگونه خدا آفرینش را آغاز کرد؛ سپس (همان) خداست که نشأت بازپسین را پدید می‌آورد. به‌راستی خدا بر هر چیزی تواناست.» quran_en_fa "He punishes whom He pleases, and He grants Mercy to whom He pleases, and towards Him are ye turned. هر کس را بخواهد عذاب می‌کند، و هر کس را بخواهد مورد رحمت قرار می‌دهد، و فقط به سوی او بازگردانده می‌شوید.///هر کس را بخواهد عذاب می‌کند، و هر کس را بخواهد مورد رحمت قرار می‌دهد، و فقط به سوی او بازگردانده می‌شوید.///هر که را بخواهد عذاب مى‌کند و بر هر که خواهد رحمت مى‌آورد، و همه بدو بازگردانیده مى‌شوید.///هر که را بخواهد عذاب مى‌کند و هر که را بخواهد رحمت مى‌کند. و به سوى او بازگردانده مى‌شوید///هر که را بخواهد عذاب و هر که را بخواهد رحمت مى‌کند و به سوى او بازگردانیده مى شوید.///او هر که را بخواهد [و سزاوار ببیند]، عذاب مى‌کند، و هر که را بخواهد [و شایسته بداند،] مى‌بخشاید. و [همگی] به سوى او بازگردانده مى‌شوید.///هر که را (از اهل گناه) بخواهد (به عدل) عذاب می‌کند و هر که را بخواهد (به لطف و رحمت) می‌بخشد و شما را به سوی او باز می‌گردانند.///هرکس را که بخواهد عذاب می‌کند و بر هرکس که بخواهد رحمت می‌آورد، و به سوی او بازگردانده می‌شوید///هر کس را بخواهد (و مستحق بداند) مجازات می‌کند، و هر کس را بخواهد مورد رحمت قرارمی‌دهد؛ و شما را به سوی او بازمی‌گردانند.///عذاب کند هر که را خواهد و بیامرزد هر که را خواهد و بسوی او بازگردانیده شوید///«هر که را بخواهد عذاب می‌کند و هر که را بخواهد رحم می‌کند و تنها سوی او دگرگون می‌شوید.» quran_en_fa "Not on earth nor in heaven will ye be able (fleeing) to frustrate (his Plan), nor have ye, besides Allah, any protector or helper." و شما نه در زمین و نه در آسمان نمی‌توانید خدا را عاجز کنید [تا از دسترس قدرت او بیرون روید]، و شما را به جای خدا هیچ سرپرست و یاوری نیست،///و شما نه در زمین و نه در آسمان نمی‌توانید خدا را عاجز کنید [تا از دسترس قدرت او بیرون روید]، و شما را به جای خدا هیچ سرپرست و یاوری نیست،///شما نمى‌توانید از خدا بگریزید، نه در زمین و نه در آسمان؛ و شما را جز او هیچ کارساز و یاورى نیست.///و شما نه در زمین و نه در آسمان عاجز کنندگان [او] نیستید، و جز خدا نه سرپرستى دارید و نه یاورى///و شما نه در زمین و نه در آسمان درمانده‌کننده [او] نیستید، و جز خدا براى شما یار و یاورى نیست.///و شما هرگز نمى‌توانید [خدا را] ناتوان سازید [و از کیفر او بگریزید]، نه در زمین و نه در آسمان. و براى شما جز خداوند، ولى و یاورى نیست.»///و شما (مخلوق عاجز) نه هرگز (خدای قادر مطلق را) در زمین و آسمان عاجز توانید کرد و نه جز خدا نگهبان و یاوری دارید.///و شما چه در زمین و چه در آسمان از خداوند گریز و گزیری ندارید و در برابر خداوند یار و یاوری ندارید///شما هرگز نمی‌توانید بر اراده خدا چیره شوید و از حوزه قدرت او در زمین و آسمان بگریزید؛ و برای شما جز خدا، ولی و یاوری نیست!»///و نیستید شما عاجزکنندگان در زمین و نه در آسمان و نیستتان جز خدا دوست و نه یاوری‌///و شما - نه در زمین و نه در آسمان - درمانده‌کننده (ی ما) نیستید. و برای شما بجز خدا هیچ ولی و هیچ یاوری نیست. quran_en_fa Those who reject the Signs of Allah and the Meeting with Him (in the Hereafter),- it is they who shall despair of My Mercy: it is they who will (suffer) a most grievous Penalty. وکسانی که به آیات خدا و دیدار [قیامت و محاسبه اعمال به وسیله] او کفر ورزیدند، آنان از رحمت من مأیوسند وبرای آنان عذابی دردناک است.///وکسانی که به آیات خدا و دیدار [قیامت و محاسبه اعمال به وسیله] او کفر ورزیدند، آنان از رحمت من مأیوسند وبرای آنان عذابی دردناک است.///و آنان که به آیات خدا و دیدار او ایمان ندارند، از رحمت من نومیدند و آنها راست عذابى دردآور.///و کسانى که آیات خدا و دیدار او را منکر شدند، آنان از رحمت من نومیدند، و آنها را عذابى پردرد خواهد بود///و کسانى که آیات خدا و لقاى او را منکر شدند، آنانند که از رحمت من نومیدند و ایشان را عذابى پر درد خواهد بود.///و کسانى که به آیات خداوند و دیدار او [در قیامت] کفر ورزیدند، آنان از رحمت من نومیدند. و آنانند که برایشان عذابى دردناک خواهد بود.///و آنان که به آیات خدا و شهود لقای او کافر شدند آنها از رحمت (و نعمت بهشت) من ناامیدند و سخت به عذاب دردناک گرفتار خواهند شد.///و کسانی که آیات الهی و لقای او را منکر شدند اینانند که از رحمت من نومید شدند، و اینانند که عذابی دردناک [در پیش‌] دارند///کسانی که به آیات خدا و دیدار او کافر شدند، از رحمت من مأیوسند؛ و برای آنها عذاب دردناکی است!///و آنان که کفر ورزیدند به آیتهای خدا و ملاقات او آنان نومیدند از رحمتم و آنان را است عذابی دردناک‌///و کسانی که به آیات خدا و لقای او کافر شدند (هم) آنانند که از رحمت من نومیدند و ایشان برایشان عذابی پردرد است. quran_en_fa So naught was the answer of (Abraham's) people except that they said: "Slay him or burn him." But Allah did save him from the Fire. Verily in this are Signs for people who believe. پس جواب قوم ابراهیم جز این نبود که گفتند: او را بکشید یا بسوزانیدش. پس خدا او را از آن آتش رهایی بخشید، مسلما در این [حادثه] برای مردمی که ایمان دارند، عبرت هاست،///پس جواب قوم ابراهیم جز این نبود که گفتند: او را بکشید یا بسوزانیدش. پس خدا او را از آن آتش رهایی بخشید، مسلما در این [حادثه] برای مردمی که ایمان دارند، عبرت هاست،///پاسخ قوم او جز این نبود که گفتند: بکشیدش یا بسوزانیدش. و خدایش از آتش برهانید. و در این براى مؤمنان عبرتهاست.///و پاسخ قوم [ابراهیم‌] جز این نبود که گفتند: او را بکشید یا بسوزانید. ولى خدا او را از آتش نجات بخشید. آرى در این [ماجرا] براى مردمى که ایمان مى‌آورند بسى حجت‌هاست///و پاسخ قومش جز این نبود که گفتند: «بکشیدش یا بسوزانیدش.» ولى خدا او را از آتش نجات بخشید. آرى، در این [نجات بخشى خدا] براى مردمى که ایمان دارند قطعا دلایلى است.///پس پاسخ قوم ابراهیم تنها این بود که گفتند: «او را بکشید یا بسوزانید!» ولى خداوند او را از آتش [عظیمی که نمرودیان گرد آورده بودند،] نجات داد. همانا در این [ماجرا] براى گروهى که ایمان مى‌آورند، نشانه‌هایى [از قدرت خداوند] است.///(بعد از این همه نصایح و اندرز ابراهیم) باز قوم جز آنکه گفتند: او را بکشید و در آتش بسوزانید پاسخ ندادند، و خدا او را از آتش (نمرودیان) نجات داد. در این حکایت برای قومی که به خدا ایمان آرند آیتهایی (از قدرت الهی) پدیدار است.///آنگاه پاسخ قومش جز این نبود که گفتند او را بکشید یا بسوزانید، سپس خداوند او را از آتش نجات داد، بی‌گمان در این امر مایه‌های عبرتی برای اهل ایمان است‌///اما جواب قوم او [= ابراهیم‌] جز این نبود که گفتند: «او را بکشید یا بسوزانید!» ولی خداوند او را از آتش رهایی بخشید؛ در این ماجرا نشانه‌هایی است برای کسانی که ایمان می‌آورند.///پس نبود پاسخ قومش جز آنکه گفتند بکشیدش یا بسوزانیدش پس رها ساختش خدا از آتش همانا در این است آیتهائی برای قومی که ایمان آرند///پس پاسخ قومش جز این نبود که گفتند: «بکشیدش، یا بسوزانیدش. ‌» پس خدا او را از آتش نجات بخشید. بی‌گمان در این (نجات‌بخشی خدا) - برای گروهی که ایمان می‌آورند - به‌راستی نشانه‌هایی است. quran_en_fa And he said: "For you, ye have taken (for worship) idols besides Allah, out of mutual love and regard between yourselves in this life; but on the Day of Judgment ye shall disown each other and curse each other: and your abode will be the Fire, and ye shall have none to help." و [ابراهیم] گفت: جز این نیست که به جای خدا بتهایی را [برای خود به عنوان معبود] گرفته‌اید [که علت آن] دوستی میان خودتان در زندگی دنیاست، سپس روز قیامت برخی از شما برخی دیگر را انکار می‌کنند، و بعضی از شما بعضی دیگر را لعنت می‌نمایند، و جایگاه شما آتش است، و برای شما هیچ یاوری نخواهد بود.///و [ابراهیم] گفت: جز این نیست که به جای خدا بتهایی را [برای خود به عنوان معبود] گرفته‌اید [که علت آن] دوستی میان خودتان در زندگی دنیاست، سپس روز قیامت برخی از شما برخی دیگر را انکار می‌کنند، و بعضی از شما بعضی دیگر را لعنت می‌نمایند، و جایگاه شما آتش است، و برای شما هیچ یاوری نخواهد بود.///گفت: شما بتانى را به جاى خداى یکتا به خدایى گرفته‌اید تا در این زندگانى دنیا میانتان دوستى باشد، ولى در روز قیامت منکر یکدیگر مى‌شوید و یکدیگر را لعنت مى‌کنید و جایتان در آتش است و هیچ یاورى ندارید.///و [ابراهیم‌] گفت: جز این نیست که شما به خاطر دوستى [و ارتباط] میان خودتان در زندگى دنیا به جاى خدا بت‌هایى را گرفته‌اید. ولى روز قیامت منکر یکدیگر مى‌شوید و همدیگر را لعنت مى‌کنید و جایگاهتان آتش است و براى شما هیچ یاورى نخواهد بود///و [ابراهیم‌] گفت: «جز خدا، فقط بتهایى را اختیار کرده‌اید که آن هم براى دوستى میان شما در زندگى دنیاست، آنگاه روز قیامت بعضى از شما بعضى دیگر را انکار و برخى از شما برخى دیگر را لعنت مى‌کنند و جایتان در آتش است و براى شما یاورانى نخواهد بود.»///و [ابراهیم] گفت: «شما به جاى خدا بت‌هایى را برگزیده‌اید که مایه‌ى پیوند و دوستی شما در زندگى دنیا باشد؛ اما روز قیامت، یکدیگر را انکار می‌کنید و یکدیگر را لعنت خواهید کرد و جایگاه شما آتش است و یاورى نخواهید داشت.///باز ابراهیم گفت: (ای مردم شما خود می‌دانید که) بتهایی را که به جای خدای یکتا به خدایی بر گرفته‌اید تنها برای حفظ دوستی (و استفاده مادی دو روزه) دنیای خود اتخاذ کرده‌اید و چون روز قیامت شود در آن روز شما از یکدیگر بیزاری جویید و به یکدیگر لعن و نفرین کنید، و جایگاه ابدی تمام شما آتش دوزخ است و هیچ یاوری ابدا ندارید.///و گفت همانا به جای خداوند بتانی را می‌پرستید که در زندگانی دنیا مایه دوستی‌ورزیدن بین شماست، سپس روز قیامت بعضی از شما بعض دیگر را رد و تخطئه می‌کند و بعضی از شما بعض دیگر را لعنت می‌کند، و سرا و سرانجام شما آتش دوزخ است و یاوری ندارید///(ابراهیم) گفت: «شما غیر از خدا بتهایی برای خود انتخاب کرده‌اید که مایه دوستی و محبت میان شما در زندگی دنیا باشد؛ سپس روز قیامت از یکدیگر بیزاری می‌جویید و یکدیگر را لعن می‌کنید؛ و جایگاه (همه) شما آتش است و هیچ یار و یاوری برای شما نخواهد بود!»///و گفت جز این نیست که برگرفتید جز خدا بتهایی به دوستی میان خویش در زندگانی دنیا پس روز قیامت کفر ورزد برخی از شما به برخی و لعن کند برخی از شما برخی را و جای شما آتش است و نیست شما را یارانی‌///و (ابراهیم) گفت: «از غیر خدا، بت‌هایی را اختیار کرده‌اید برای دوستی (و پیوستگی) میان شما در زندگی دنیا. سپس روز قیامت بعضی از شما دیگری را انکار و برخی هم دیگری را لعنت می‌کنید و پناهگاهتان آتش است و برای شما هیچ یاورانی نیست.» quran_en_fa But Lut had faith in Him: He said: "I will leave home for the sake of my Lord: for He is Exalted in Might, and Wise." پس لوط به ابراهیم ایمان آورد، و [ابراهیم] گفت: به درستی که من به سوی پروردگارم مهاجرت می‌کنم، که فقط او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///پس لوط به ابراهیم ایمان آورد، و [ابراهیم] گفت: به درستی که من به سوی پروردگارم مهاجرت می‌کنم، که فقط او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///لوط به او ایمان آورد و گفت: من به سوى پروردگارم مهاجرت مى‌کنم، زیرا او پیروزمند و حکیم است.///پس لوط به او ایمان آورد و [ابراهیم‌] گفت: من به سوى پروردگار خود هجرت مى‌کنم که او شکست ناپذیر حکیم است///پس لوط به او ایمان آورد و [ابراهیم‌] گفت: «من به سوى پروردگار خود روى مى آورم، که اوست ارجمند حکیم.»///پس لوط به ابراهیم ایمان آورد و گفت: «من به سوى پروردگارم روى آورده‌ام که او شکست‌ناپذیر و حکیم است.»///پس (خواهر زاده‌اش) لوط به او ایمان آورد، و (ابراهیم به او) گفت که من (از این دیار شرک) هجرت به سوی خدای خود خواهم کرد که او (بر حفظ من از دشمن) مقتدر و (به صلاح امورم) داناست.///آنگاه لوط به او [ابراهیم‌] ایمان آورد، و [ابراهیم‌] گفت من به سوی پروردگارم مهاجرم، بی‌گمان او پیروزمند فرزانه است‌///و لوط به او [= ابراهیم‌] ایمان آورد، و (ابراهیم) گفت: «من بسوی پروردگارم هجرت می‌کنم که او صاحب قدرت و حکیم است!»///پس ایمان آورد برایش لوط و گفت همانا منم هجرت‌کننده بسوی پروردگار خویش همانا او است عزتمند حکیم‌///پس لوط برایش (به رسالتش) ایمان آورد و (ابراهیم) گفت: «من به‌راستی سوی پروردگارم هجرت‌کننده‌ام. اوست بی‌گمان، (هم) او ارجمند حکیم.» quran_en_fa And We gave (Abraham) Isaac and Jacob, and ordained among his progeny Prophethood and Revelation, and We granted him his reward in this life; and he was in the Hereafter (of the company) of the Righteous. و اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم و پیامبری و کتاب را در نسلش قرار دادیم و پاداشش را در دنیا به او دادیم، و بی تردید او در آخرت از زمره شایستگان است.///و اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم و پیامبری و کتاب را در نسلش قرار دادیم و پاداشش را در دنیا به او دادیم، و بی تردید او در آخرت از زمره شایستگان است.///و اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم و در فرزندان او پیامبرى و کتاب نهادیم. و پاداشش را در دنیا دادیم، و او در آخرت از صالحان است.///و اسحاق و یعقوب را به او عطا کردیم و در نسل او نبوت و کتاب قرار دادیم و پاداش او را در این دنیا دادیم و قطعا او در آخرت از صالحان است///و اسحاق و یعقوب را به او عطا کردیم و در میان فرزندانش پیامبرى و کتاب قرار دادیم و در دنیا پاداشش را به او بخشیدیم و قطعا او در آخرت [نیز] از شایستگان خواهد بود.///و اسحاق و [فرزندش] یعقوب را به ابراهیم بخشیدیم و در میان فرزندانش پیامبرى و کتاب را قرار دادیم و پاداش او را در دنیا عطا کردیم و قطعا او در آخرت از شایستگان است.///و ما اسحاق و (فرزند زاده‌اش) یعقوب را به او عطا کردیم و در خاندانش مقام نبوت و کتاب آسمانی برقرار نمودیم و در دنیا هم (به نعمت فرزندان صالح و نام نیکو و سایر نعم الهی) اجر او را دادیم و در آخرت نیز وی در صف صالحان (و هم رتبه مقربان) خواهد بود.///و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و در میان زاد و رود او پیامبری و کتاب آسمانی قرار دادیم و پاداش او را در دنیا به او دادیم و او در آخرت از شایستگان است‌///و (در اواخر عمر،) اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم و نبوت و کتاب آسمانی را در دودمانش قرار دادیم و پاداش او را در دنیا دادیم و او در آخرت از صالحان است!///و بخشیدیم بدو اسحق و یعقوب را و نهادیم در نژادش پیمبری و کتاب را و دادیم بدو مزدش را در دنیا و همانا او است در آخرت از شایستگان‌///و اسحاق و یعقوب را به (سود) او بخشیدیم و در میان فرزندانش پیامبری باعظمت و کتاب نهادیم، و در دنیا پاداشش را به او دادیم و او بی‌گمان در آخرت به‌راستی از شایستگان (ویژه) است. quran_en_fa And (remember) Lut: behold, he said to his people: "Ye do commit lewdness, such as no people in Creation (ever) committed before you. و لوط را [نیز فرستادیم]، آن گاه به قومش گفت: شما کار بسیار زشتی مرتکب می‌شوید که پیش از شما هیچ یک از جهانیان آن را انجام نداده‌اند.///و لوط را [نیز فرستادیم]، آن گاه به قومش گفت: شما کار بسیار زشتی مرتکب می‌شوید که پیش از شما هیچ یک از جهانیان آن را انجام نداده‌اند.///و لوط را پیامبرى دادیم. به قوم خود گفت: شما کارى زشت را پیشه کرده‌اید که هیچ یک از مردم جهان پیش از شما چنین نمى‌کرده است.///و لوط را [فرستادیم‌] هنگامى که به قوم خود گفت: شما به کار زشتى مى‌پردازید که هیچ یک از مردم جهان در آن بر شما پیشى نگرفته است///و [یاد کن‌] لوط را هنگامى که به قوم خود گفت: «شما به کارى زشت مى‌پردازید که هیچ یک از مردم زمین در آن [کار] بر شما پیشى نگرفته است.///و [یاد کن] لوط را آن‌گاه که به قوم خود گفت: «شما به کارى زشت مى‌پردازید که هیچ یک از جهانیان پیش از شما انجام نداده است؟!///و لوط (به رسالت فرستادیم) که به قوم خود گفت: شما به عمل زشتی اقدام می‌کنید که هیچ کس در عالم پیش از شما مرتکب نشده است!///و لوط را نیز [به رسالت فرستادیم‌]، آنگاه که به قومش گفت شما ناشایستی را مرتکب می‌شوید که هیچ‌کس از مردم جهان در آن بر شما پیشدستی نکرده است‌///و لوط را فرستادیم هنگامی که به قوم خود گفت: «شما عمل بسیار زشتی انجام می‌دهید که هیچ یک از مردم جهان پیش از شما آن را انجام نداده است!///و لوط گاهی که گفت به قوم خود آیا می‌آئید (یا آرید) فاحشه (ناشایست) را که پیشی نگرفته است شما را بدان کسی از جهانیان‌///و لوط را (گسیل داشتیم) به قوم خود گفت: «شما همواره به کاری زشت تجاوزگر می‌پردازید، (کاری که) هیچ گروهی از مردمان در آن (کار) بر شما پیشی نگرفته‌اند.» quran_en_fa "Do ye indeed approach men, and cut off the highway?- and practise wickedness (even) in your councils?" But his people gave no answer but this: they said: "Bring us the Wrath of Allah if thou tellest the truth." آیا شما با مردان آمیزش می‌کنید و راه [توالد و تناسل] را قطع می‌نمایید و در محفل عمومی خود [در انظار یکدیگر] این کار بسیار زشت را مرتکب می‌شوید. پس جواب قوم او جز این نبود که گفتند: اگر تو از راستگویانی عذاب خدا را برای ما بیاور.///آیا شما با مردان آمیزش می‌کنید و راه [توالد و تناسل] را قطع می‌نمایید و در محفل عمومی خود [در انظار یکدیگر] این کار بسیار زشت را مرتکب می‌شوید. پس جواب قوم او جز این نبود که گفتند: اگر تو از راستگویانی عذاب خدا را برای ما بیاور.///آیا با مردان مى‌آمیزید و راه‌ها را مى‌برید و در محفل خود مرتکب کارهاى ناپسند مى‌شوید؟ جواب قومش جز این نبود که گفتند: اگر راست مى‌گویى عذاب خدا را بر سر ما بیاور.///آیا شما با مردها در مى‌آمیزید و راه را مى‌بندید و در محافل خود پلیدکارى مى‌کنید؟ ولى پاسخ قومش جز این نبود که گفتند: عذاب خدا را بر ما بیاور اگر از راست گویانى///آیا شما با مردها درمى‌آمیزید و راه [توالد و تناسل‌] را قطع مى‌کنید و در محافل [انس‌] خود پلیدکارى مى‌کنید؟» و [لى‌] پاسخ قومش جز این نبود که گفتند: «اگر راست مى گویى عذاب خدا را براى ما بیاور.»///شما به سراغ مردان مى‌روید و راه [طبیعى زناشویى] را قطع مى‌کنید و در مجالس خود، [آشکارا و بى‌پرده] کارهای ناپسند انجام مى‌دهید؟» پس پاسخ قومش تنها این بود که گفتند: «اگر تو از راستگویانى، عذاب خدا را براى ما بیاور!»///آیا شما به شهوترانی با مردان خلوت کرده و راه (فطرت زناشویی) را قطع می‌کنید و در مجامع خود (بی هیچ خجلت) به کار قبیح می‌پردازید؟! قوم لوط جز آنکه (به طعنه) گفتند: اگر راست می‌گویی عذاب خدا را بر ما نازل کن به او ابدا جوابی ندادند.///آیا شما با مردان می‌آمیزید و راه و پیوند [طبیعی‌] را می‌برید و در انجمنتان مرتکب زشتکاری می‌شوید؟ آنگاه پاسخ قومش جز این نبود که گفتند اگر از راستگویان هستی عذاب الهی را [هم‌اکنون‌] بر سرما بیاور///آیا شما به سراغ مردان می‌روید و راه (تداوم نسل انسان) را قطع می‌کنید و در مجلستان اعمال ناپسند انجام می‌دهید؟! «اما پاسخ قومش جز این نبود که گفتند:» اگر راست می‌گویی عذاب الهی را برای ما بیاور!///آیا شما درآئید بر مردان و ببرید راه را و بیارید در انجمن خویش ناپسند را پس نبود پاسخ قومش جز آنکه گفتند بیاور ما را به عذاب خدا اگر هستی از راستگویان‌///«آیا شما با مردان در می‌آمیزید و راه (خدا) را قطع می‌کنید و در محفل (انس) خود آن (کار) منکر را انجام می‌دهید؟» پس پاسخ قومش جز این نبود که گفتند: «اگر از راستان بوده‌ای عذاب خدا را برایمان بیاور.» quran_en_fa He said: "O my Lord! help Thou me against people who do mischief!" گفت: پروردگارا! مرا بر این مردم فسادکار یاری ده.///گفت: پروردگارا! مرا بر این مردم فسادکار یاری ده.///گفت: اى پروردگار من، مرا بر مردم تبهکار نصرت ده.///گفت: پروردگارا! مرا بر قوم تبهکار نصرت ده/// [لوط] گفت: «پروردگارا، مرا بر قوم فسادکار غالب گردان.»///[لوط] گفت: «پروردگارا! مرا در برابر این قوم [فاسد و] تبهکار یارى فرما!»///لوط گفت: پروردگارا، مرا بر (محو) این قوم فاسد یاری کن.///[لوط] گفت پروردگارا مرا در برابر تباهکاران یاری ده‌///(لوط) عرض کرد: «پروردگارا! مرا در برابر این قوم تبهکار یاری فرما!»///گفت پروردگارا یاریم کن بر گروه بدکاران‌///(لوط) گفت: «پروردگارم! مرا بر قوم افسادگر یاری فرما.» quran_en_fa When Our Messengers came to Abraham with the good news, they said: "We are indeed going to destroy the people of this township: for truly they are (addicted to) crime." و زمانی که فرستادگان ما با بشارت [ولادت اسحاق] نزد ابراهیم آمدند، گفتند: ما یقینا اهل شهر را نابود می‌کنیم؛ زیرا اهل آن ستمکارند.///و زمانی که فرستادگان ما با بشارت [ولادت اسحاق] نزد ابراهیم آمدند، گفتند: ما یقینا اهل شهر را نابود می‌کنیم؛ زیرا اهل آن ستمکارند.///چون فرستادگان ما ابراهیم را مژده آوردند، گفتند: ما مردم این قریه را هلاک خواهیم کرد، که مردمى ستمکاره هستند.///و چون فرستادگان ما براى ابراهیم مژده‌ى [فرزند] آوردند، گفتند: البته ما هلاک کنندگان اهل این شهر خواهیم بود، چرا که مردمش ستمکار بوده‌اند///و چون فرستادگان ما براى ابراهیم مژده آوردند، گفتند: «ما اهل این شهر را هلاک خواهیم کرد، زیرا مردمش ستمکار بوده‌اند.»///و چون فرستادگان ما [که از فرشتگان بودند،] براى ابراهیم مژده‌ى [تولد فرزند] آوردند، گفتند: «ما نابود کننده‌ى اهل این آبادی هستیم، زیرا مردم آن همواره ستمگر بوده‌اند.»///و چون رسولان ما (فرشتگان عالم قدس) به ابراهیم بشارت (فرزند) آوردند گفتند: ما (به امر خدا) اهل این دیار را که قومی سخت ظالم و بدکارند هلاک می‌کنیم.///و چون فرشتگان ما برای ابراهیم مژده آوردند، گفتند ما نابودگران اهالی این شهر هستیم، چرا که اهل آن ستمکارند///و هنگامی که فرستادگان ما (از فرشتگان) بشارت (تولد فرزند) برای ابراهیم آوردند، گفتند: «ما اهل این شهر و آبادی را [و به شهرهای قوم لوط اشاره کردند] هلاک خواهیم کرد، چرا که اهل آن ستمگرند!»///و هنگامی که آمدند فرستادگان ما ابراهیم را به مژده گفتند هر آینه نابودکننده‌ایم مردم این شهر را همانا مردمش بودند ستمگران‌///و چون فرستادگان ما برای ابراهیم (آن) مژده را آوردند، گفتند: «ما بی‌چون هلاک‌کننده‌ی اهل این مجتمعیم (که) همواره مردمش ستمکار بوده‌اند.» quran_en_fa He said: "But there is Lut there." They said: "Well do we know who is there: we will certainly save him and his following,- except his wife: she is of those who lag behind!" گفت: لوط در آنجاست. گفتند: ما به کسانی که در آنجا هستند، داناتریم، حتما او و خانواده‌اش را نجات می‌دهیم، مگر همسرش را که از باقی ماندگان خواهد بود،///گفت: لوط در آنجاست. گفتند: ما به کسانی که در آنجا هستند، داناتریم، حتما او و خانواده‌اش را نجات می‌دهیم، مگر همسرش را که از باقی ماندگان خواهد بود،///گفت: لوط در آنجاست. گفتند: ما بهتر مى‌دانیم چه کسى در آنجاست. او و خاندانش را -جز زنش را که در همان جا خواهد ماند- نجات مى‌دهیم.///گفت: لوط در آن جاست. گفتند: ما بهتر مى‌دانیم چه کسانى در آن جا هستند. او و کسانش را نجات خواهیم داد، جز زنش را که از باقى ماندگان خواهد بود///گفت: «لوط [نیز] در آنجاست.» گفتند: «ما بهتر مى‌دانیم چه کسانى در آنجا هستند؛ او و کسانش را -جز زنش که از باقى ماندگان [در خاکستر آتش‌] است- حتما نجات خواهیم داد.»///[ابراهیم] گفت: «لوط در این آبادی است.» فرشتگان گفتند: «ما به کسانى که در اینجا هستند، آگاه‌تریم؛ قطعا لوط و خاندانش را نجات مى‌دهیم، جز زنش که از بازماندگان [در قهر خدا] است.»///ابراهیم به فرشتگان گفت: لوط هم (که بنده صالح موحد پاکی است) در این دیار است! پاسخ دادند که ما به احوال آن که در این دیار است بهتر آگاهیم، ما او را با همه اهل بیتش غیر زن وی که در میان اهل هلاکت باقی ماند البته نجات خواهیم داد.///[ابراهیم‌] گفت در آنجا لوط هم هست گفتند ما به کسانی که در آنجا هستند آگاه‌تریم، او و خانواده‌اش جز همسرش را که از واپس‌ماندگان [در عذاب‌] است، نجات می‌دهیم‌///(ابراهیم) گفت: «در این آبادی لوط است!» گفتند: «ما به کسانی که در آن هستند آگاهتریم! او و خانواده‌اش را نجات می‌دهیم؛ جز همسرش که در میان قوم (گنهکار) باقی خواهد ماند.»///گفت همانا در آن است لوط گفتند ما داناتریم بدانکه در آن است هر آینه نجاتش دهیم او و خاندانش را مگر زنش را که بوده است از گذشتگان‌///(ابراهیم) گفت: «همانا لوط در آنجاست. ‌» گفتند: «ما بهتر می‌دانیم چه کسی در آنجاست‌؛ به‌راستی او و کسانی را – جز زنش که از بازماندگان در غبار کفر بوده است - بی‌گمان نجات خواهیم داد.» quran_en_fa And when Our Messengers came to Lut, he was grieved on their account, and felt himself powerless (to protect) them: but they said: "Fear thou not, nor grieve: we are (here) to save thee and thy following, except thy wife: she is of those who lag behind. و چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند به سبب [حضور] آنان [به صورت جوانانی آراسته] بدحال و بی طاقت شد، و گفتند: مترس و غمگین مباش، قطعا ما نجات دهنده تو و خانواده‌ات هستیم، مگر همسرت را که از باقی ماندگان خواهد بود،///و چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند به سبب [حضور] آنان [به صورت جوانانی آراسته] بدحال و بی طاقت شد، و گفتند: مترس و غمگین مباش، قطعا ما نجات دهنده تو و خانواده‌ات هستیم، مگر همسرت را که از باقی ماندگان خواهد بود،///چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند، غمگین شد و در کارشان بماند. گفتند: مترس و غمگین مباش، ما تو و خاندانت را -جز زنت را که در همان جا خواهد ماند- نجات مى‌دهیم.///و هنگامى که فرستادگان ما به سوى لوط آمدند، از حضورشان بدحال شد و در کارشان فرو ماند. گفتند: نترس و غم مدار که البته ما تو و خاندانت را نجات مى‌دهیم، جز همسرت که در میان قوم باقى مى‌ماند///و هنگامى که فرستادگان ما به سوى لوط آمدند، به علت [حضور] ایشان ناراحت شد و دستش از [حمایت‌] آنها کوتاه گردید. گفتند: «مترس و غم مدار که ما تو و خانواده‌ات را -جز زنت که از باقى‌ماندگان [در خاکستر آتش‌] است- حتما مى رهانیم.///و هنگامى که فرستادگان ما نزد لوط آمدند، از آمدنشان بد حال شد و دستش [از حمایت آن فرشتگان در برابر بدکاران] تنگ گردید. [فرشتگان] گفتند: «نترس و غمگین مباش! ما تو و خانواده‌ات را نجات مى‌دهیم، مگر زنت، که از بازماندگان [در عذاب] است.///و چون رسولان ما نزد لوط آمدند، لوط از آمدن آنها (که ناشناس و با صورت زیبا بودند) اندوهگین و دلتنگ گردید، و فرشتگان گفتند: هیچ بیمناک و غمگین مباش که ما تو را با همه اهل بیتت غیر آن زن کافرت که در میان اهل هلاک واماند نجات می‌دهیم.///و چون فرشتگان ما به نزد لوط آمدند، از ایشان نگران شد و [از کمک به آنان‌] دستش کوتاه شد و [آنان‌] به او گفتند مترس و اندوهگین مباش، ما رهاننده تو و خاندانت هستیم، جز همسرت که از واپس ماندگان [در عذاب‌] است‌///هنگامی که فرستادگان ما نزد لوط آمدند، از دیدن آنها بدحال و دلتنگ شد؛ گفتند: «نترس و غمگین مباش، ما تو و خانواده‌ات را نجات خواهیم داد، جز همسرت که در میان قوم باقی می‌ماند.///و هنگامی که آمدند فرستادگان ما لوط را به رنج شد از ایشان و تنگ شد بدیشان تاب و توان او گفتند نترس و اندوهگین مباش که مائیم نجات‌دهندگان تو و خاندانت مگر آن تو که او است هر آینه از گذشتگان‌///و هنگامی که فرستادگان ما سوی لوط آمدند، به (علت حضور) ایشان برایش نگرانی رخ داد و دستش از (حمایت) آنان [: میهمانان] تنگ گردید. و (آنان) گفتند: «مترس و غم مدار. ما تو و خانواده‌ات را - جز زنت که از بازماندگان در غبار کفر بوده است - حتما می‌رهانیم.» quran_en_fa "For we are going to bring down on the people of this township a Punishment from heaven, because they have been wickedly rebellious." ما بر اهل این شهر به علت کار بسیار زشتی که مرتکب می‌شوند، عذاب سختی از آسمان نازل خواهیم کرد.///ما بر اهل این شهر به علت کار بسیار زشتی که مرتکب می‌شوند، عذاب سختی از آسمان نازل خواهیم کرد.///ما بر مردم این قریه به سبب فسقى که مرتکب مى‌شوند، از آسمان عذاب نازل مى‌کنیم.///ما بر مردم این شهر به سزاى این که فسق مى‌کردند عذابى از آسمان فرو خواهیم فرستاد///ما بر مردم این شهر به [سزاى‌] فسقى که مى‌کردند، عذابى از آسمان فرو خواهیم فرستاد.///ما بر اهل این آبادی به خاطر فسقى که داشتند، عذابى [سخت] از آسمان فروخواهیم ریخت.»///ما بر اهل این دیار که فاسق و بدکارند از آسمان عذابی سخت نازل کنیم.///ما بر اهل این شهر به خاطر نافرمانی ورزیدنشان عذابی از آسمان فرود می‌آوریم‌///ما بر اهل این شهر و آبادی به خاطر گناهانشان، عذابی از آسمان فرو خواهیم ریخت!»///همانا مائیم فرستنده بر مردم این شهر چرکی را از آسمان بدانچه بودند نافرمانی می‌کردند///«ما بر مردم این قریه به (سزای) فسقی که می‌کرده‌اند، بی‌چون فرودآورنده‌ی عذابی پلید [: سنگ گل] از آسمانیم.» quran_en_fa And We have left thereof an evident Sign, for any people who (care to) understand. [پس با عذاب آسمانی، شهر و اهلش را در هم کوبیدیم] و از آن شهر نشانه‌ای روشن [از سنگ هایی که بر سر اهلش فرو باریدیم] برای مردمی که می‌اندیشند، بر جای گذاشتیم.///[پس با عذاب آسمانی، شهر و اهلش را در هم کوبیدیم] و از آن شهر نشانه‌ای روشن [از سنگ هایی که بر سر اهلش فرو باریدیم] برای مردمی که می‌اندیشند، بر جای گذاشتیم.///هر آینه از آن قریه براى خردمندان عبرتى روشن بر جاى گذاشتیم.///و از آن شهر [ویران شده‌] براى مردمى که مى‌اندیشند نشانه روشنى باقى گذاشتیم///و از آن [شهر سوخته‌] براى مردمى که مى‌اندیشند نشانه‌اى روشن باقى گذاشتیم.///و از آن منطقه [غضب شده]، نشانه‌اى روشن [و درس عبرتى،] براى کسانى که مى‌اندیشند، باقى گذاشتیم.///و همانا از آن دیار لوط آثار خرابی را وا گذاشتیم تا آیتی روشن برای (عبرت) عاقلان باشد.///و به راستی از آن پدیده روشنگری برای خردورزان باقی گذاردیم‌///و از این آبادی نشانه روشنی (و درس عبرتی) برای کسانی که می‌اندیشند باقی گذاردیم!///و همانا بازگذاردیم از آن نشانی آشکار برای گروهی که بخرد می‌یابند///و بی‌چون از آن (قریه‌ی ویران شده) - برای مردمی که خردورزی می‌کنند - به‌راستی نشانه‌ای روشن باز نهادیم. quran_en_fa To the Madyan (people) (We sent) their brother Shu'aib. Then he said: "O my people! serve Allah, and fear the Last Day: nor commit evil on the earth, with intent to do mischief." و نیز به سوی مدین برادرشان شعیب را فرستادیم؛ پس گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید و روز قیامت را انتظار برید و در زمین تبهکارانه فتنه و آشوب برپا نکنید،///و نیز به سوی مدین برادرشان شعیب را فرستادیم؛ پس گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید و روز قیامت را انتظار برید و در زمین تبهکارانه فتنه و آشوب برپا نکنید،///و برادرشان شعیب را به مدین فرستادیم. گفت: اى قوم من، خدا را بپرستید و به روز قیامت امیدوار باشید و در زمین به تبهکارى مکوشید.///و به سوى [مردم‌] مدین برادرشان شعیب را [فرستادیم‌]. گفت: اى قوم من! خدا را بپرستید، و به روز قیامت امید داشته باشید، و در زمین سر به فساد برندارید///و به سوى [مردم‌] مدین، برادرشان شعیب را [فرستادیم‌]. گفت: «اى قوم من، خدا را بپرستید و به روز بازپسین امید داشته باشید و در زمین سر به فساد برمدارید.»///و به سوى [مردم] مدین، برادرشان شعیب را [به رسالت فرستادیم]؛ پس گفت: «اى قوم من! خدا را بپرستید، و به روز قیامت امیدوار باشید. و در زمین [فتنه‌انگیزى و] فساد نکنید.»///و شعیب را که برادر مهربانی برای قومش بود (به رسالت) به سوی اهل مدین (فرستادیم)، او با قوم گفت که‌ای قوم، همیشه خدا را پرستید و به روز قیامت (و سعادت آخرت) امیدوار باشید و هرگز در روی زمین فساد و تبهکاری مکنید (که آسایش دو گیتی در این نصایح است).///و به سوی قوم مدین برادرشان شعیب را [به رسالت فرستادیم‌] که گفت ای قوم من خداوند را بپرستید و به روز بازپسین امید داشته باشید، و در این سرزمین فتنه و فساد برپا مکنید///و ما بسوی «مدین»، برادرشان «شعیب» را فرستادیم؛ گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستید، و به روز بازپسین امیدوار باشید، و در زمین فساد نکنید!»///و بسوی مدین برادرشان شعیب را پس گفت ای قوم پرستش کنید خدا را و امید دارید روز بازپسین را و نکوشید در زمین تباهکاران‌///و به سوی (مردم) مدین، برادرشان شعیب را (فرستادیم). پس (بدیشان) گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستید و به روز بازپسین امیدوار باشید و در زمین سر به فسادکاری برمدارید.» quran_en_fa But they rejected him: Then the mighty Blast seized them, and they lay prostrate in their homes by the morning. پس او را تکذیب کردند؛ در نتیجه زلزله سختی آنان را فرا گرفت، پس در خانه هایشان به رو در افتاده جسمی بی جان شدند،///پس او را تکذیب کردند؛ در نتیجه زلزله سختی آنان را فرا گرفت، پس در خانه هایشان به رو در افتاده جسمی بی جان شدند،///پس تکذیبش کردند و زلزله آنان را فروگرفت و در خانه‌هاى خود بر جاى مردند.///پس او را تکذیب کردند و زلزله آنها را فرو گرفت و بامدادان در خانه‌هایشان در جا مردند///پس او را دروغگو خواندند و زلزله آنان را فرو گرفت و بامدادان در خانه‌هایشان از پا درآمدند.///پس شعیب را تکذیب کردند، [به این سبب،] زلزله [سختی] آنان را فراگرفت، و بامدادان در خانه‌هاى خود به رو درافتاده [و مرده] بودند.///قوم شعیب او را تکذیب کردند و (به کیفر آن، شبی) زلزله‌ای سخت آنان را در گرفت و صبحگاه همه را در خانه‌هاشان مرگ به زانو در آورد.///سپس او را دروغگو شمردند، آنگاه زلزله ایشان را فرو گرفت و در خانه‌شان از پای در آمدند///(ولی) آنها او را تکذیب کردند، و به این سبب زلزله آنان را فراگرفت، و بامدادان در خانه‌های خود به رو در افتاده و مرده بودند!///پس تکذیبش کردند پس بگرفتشان لرزشی که بامداد کردند در خانه خویش مردگان‌///پس او را تکذیب کردند. در نتیجه زلزله آنان را (فرو) گرفت؛ (پس) بامدادان در خانه‌شان زمین‌گیر شدند. quran_en_fa (Remember also) the 'Ad and the Thamud (people): clearly will appear to you from (the traces) of their buildings (their fate): the Evil One made their deeds alluring to them, and kept them back from the Path, though they were gifted with intelligence and skill. و [قوم] عاد و ثمود را [نیز نابود کردیم]، و از خانه‌های [خراب شده و خالی] آنان [سرنوشت شومشان] برای شما نمایان است، و شیطان عمل‌های [زشت] آنان را برایشان آراست، در نتیجه آنان را از راه [خدا] باز داشت در حالی که [برای تشخیص حق از باطل] بصیرت داشتند.///و [قوم] عاد و ثمود را [نیز نابود کردیم]، و از خانه‌های [خراب شده و خالی] آنان [سرنوشت شومشان] برای شما نمایان است، و شیطان عمل‌های [زشت] آنان را برایشان آراست، در نتیجه آنان را از راه [خدا] باز داشت در حالی که [برای تشخیص حق از باطل] بصیرت داشتند.///و عاد و ثمود را هلاک کردیم. و این از مسکنهایشان برایتان آشکار است. شیطان کارهایشان را در نظرشان بیاراست و آنان را از راه باز داشت. و حال آنکه مردمى صاحب بصیرت بودند.///و عاد و ثمود را [نیز هلاک کردیم‌]، و همانا [این هلاکت‌] از خانه‌هاى [ویران شده‌ى‌] آنان به خوبى براى شما پدیدار گردید، و شیطان کارهایشان را در نظرشان بیاراست و از راه بازشان داشت با آن که اهل فکر و بصیرت بودند///و عاد و ثمود را [نیز هلاک نمودیم‌]. قطعا [فرجام آنان‌] از سراهایشان بر شما آشکار گردیده است، و شیطان کارهایشان را در نظرشان بیاراست و از راه بازشان داشت با آنکه [در کار دنیا] بینا بودند.///و [قوم] عاد و ثمود را نیز [نابود کردیم]. و بى‌شک [بعضى] از خانه‌هاى [ویرانه‌ى] آنان براى شما آشکار است. و شیطان عمل‌هاى [زشت‌] آنان را برایشان آراست، پس آنان را از راه [خدا] بازداشت، در حالى که پیش‌تر [براى شناخت حق و باطل] بصیرت داشتند.///و قوم عاد و ثمود را که منازل (خراب و ویران) شان را به چشم می‌بینید آنها نیز با آنکه بینا و هوشیار بودند چون شیطان اعمال زشتشان را در نظرشان نیکو جلوه داد و از راه (حق) آنها را باز داشت همه را هلاک و نابود گردانیدیم.///و عاد و ثمود نیز، و [این امر] به راستی از خانه‌ها و کاشانه‌هایشان بر شما روشن شده است، و شیطان کار و کردارشان را در چشم آنان آراست و آنان را از راه [راست‌] بازداشت، و حال آنکه باریک‌بین می‌نمودند///ما طایفه «عاد» و «ثمود» را نیز (هلاک کردیم)، و مساکن (ویران شده) آنان برای شما آشکار است؛ شیطان اعمالشان را برای آنان آراسته بود، از این رو آنان را از راه (خدا) بازداشت در حالی که بینا بودند.///و عاد و ثمود و بدرست پدیدار شد برای شما از نشیمنیهای آنان و بیاراست برای ایشان شیطان کردارشان را پس بازداشتشان از راه حالی که بودند بینایان‌///و عاد و ثمود را (نیز هلاک نمودیم). حال آنکه بی‌گمان (فرجام آنان) از جایگاه‌ها (ی ویران) شان بر شما آشکار گردید، و شیطان کارهایشان را در نظرشان بیاراست؛ پس از راه (راست) بازشان داشت، در حالی که بینایی می‌جسته‌اند (ولی نابینایی می‌کرده‌اند). quran_en_fa (Remember also) Qarun, Pharaoh, and Haman: there came to them Moses with Clear Signs, but they behaved with insolence on the earth; yet they could not overreach (Us). و قارون و فرعون و هامان را [نیز نابود کردیم]. و همانا موسی برای آنان دلایل روشن آورد، پس آنان در زمین تکبر و سرکشی کردند، ولی پیشی گیرنده [بر اراده و قضا و قدر ما] نبودند [تا بتوانند از عذاب ما بگریزند.]///و قارون و فرعون و هامان را [نیز نابود کردیم]. و همانا موسی برای آنان دلایل روشن آورد، پس آنان در زمین تکبر و سرکشی کردند، ولی پیشی گیرنده [بر اراده و قضا و قدر ما] نبودند [تا بتوانند از عذاب ما بگریزند.]///و نیز قارون و فرعون و هامان را که موسى با دلیلهاى روشن خود نزد آنها آمد. آنها در زمین سرکشى مى‌کردند ولى نتوانستند از خدا بگریزند.///و قارون و فرعون و هامان را نیز [هلاک کردیم‌]، و به راستى موسى براى آنان حجت‌هاى روشن آورد، ولى آنها در زمین سرکشى کردند، اما سبقت گیرندگان [بر اراده‌ى خدا] نبودند///و قارون و فرعون و هامان را [هم هلاک کردیم‌]. و به راستى موسى براى آنان دلایل آشکار آورد، و [لى آنها] در آن سرزمین سرکشى نمودند و [با این همه بر ما] پیشى نجستند.///و قارون و فرعون و هامان را [نیز نابود کردیم]. و به راستى موسى همراه دلایل روشن [و معجزات] به سوى آنان آمد، [ولى] آنان در زمین تکبر و سرکشى کردند، و [با این همه] نتوانستند [بر خدا] پیشى گیرند [و از عذاب الهى بگریزند].///و قارون و فرعون و هامان را هم که موسی (علیه السلام) با معجزات روشن به هدایت آنها آمد (و به او نگرویدند و) باز در زمین تکبر و ظلم و طغیان کردند (همه را هلاک کردیم) و (بر قهر حق) سبقت نگرفتند (و راه نجاتی نیافتند).///و قارون و فرعون و هامان نیز، که موسی برای آنان پدیده‌های روشنگر آورد، آنگاه در آن سرزمین استکبار ورزیدند و پیشتاز نبودند///و «قارون» و «فرعون» و «هامان» را نیز هلاک کردیم؛ موسی با دلایل روشن به سراغشان آمد، اما آنان در زمین برتری جویی کردند، ولی نتوانستند بر خدا پیشی گیرند!///و قارون و فرعون و هامان و همانا بیامدشان موسی با نشانیها پس سرکشی ورزیدند در زمین و نبودند پیشی‌گیرندگان‌///و قارون و فرعون و هامان را (هلاک کردیم). و به‌راستی و درستی موسی برایشان دلایل آشکار آورد. پس در آن سرزمین سرکشی نمودند و (با این همه بر ما) پیشی‌گیرندگان (بر زیانمان) نبوده‌اند. quran_en_fa Each one of them We seized for his crime: of them, against some We sent a violent tornado (with showers of stones); some were caught by a (mighty) Blast; some We caused the earth to swallow up; and some We drowned (in the waters): It was not Allah Who injured (or oppressed) them:" They injured (and oppressed) their own souls. پس همه را به گناهانشان گرفتیم، بر برخی از آنان توفانی سخت [که با خود ریگ و سنگ می‌آورد] فرستادیم، و بعضی را فریاد مرگبار گرفت، و برخی را به زمین فرو بردیم، و بعضی را غرق کردیم؛ و خدا بر آن نبود که به آنان ستم کند، ولی آنان بودند که به خودشان ستم کردند.///پس همه را به گناهانشان گرفتیم، بر برخی از آنان توفانی سخت [که با خود ریگ و سنگ می‌آورد] فرستادیم، و بعضی را فریاد مرگبار گرفت، و برخی را به زمین فرو بردیم، و بعضی را غرق کردیم؛ و خدا بر آن نبود که به آنان ستم کند، ولی آنان بودند که به خودشان ستم کردند.///همه را به گناهشان فروگرفتیم: بر بعضى بادهاى ریگ‌بار فرستادیم، بعضى را فریاد سهمناک فروگرفت، بعضى را در زمین فرو بردیم، بعضى را غرقه ساختیم. و خدا به آنها ستم نمى‌کرد، آنها خود به خویشتن ستم کرده بودند.///و همه را به گناهشان گرفتیم. پس بر بعضى از آنها طوفان ریگ فرستادیم و برخى‌شان را صیحه مرگبار گرفت و برخى را در زمین فرو بردیم و بعضى دیگر را غرق کردیم. و این خدا نبود که بر ایشان ستم کرد بلکه خودشان بر خود ستم مى‌کردند///و هر یک [از ایشان‌] را به گناهش گرفتار [عذاب‌] کردیم: از آنان کسانى بودند که بر [سر] ایشان بادى همراه با شن فرو فرستادیم؛ و از آنان کسانى بودند که فریاد [مرگبار] آنها را فرو گرفت؛ و برخى از آنان را در زمین فرو بردیم؛ و بعضى را غرق کردیم؛ و [این‌] خدا نبود که بر ایشان ستم کرد بلکه خودشان بر خود ستم مى‌کردند.///پس هر یک [از آنان] را به [کیفر] گناهش گرفتار [عذاب] کردیم، پس بر بعضى از آنان باد شدید ریگ‌افشان فرستادیم. و بعضى از آنان را صیحه‌ى آسمانى [و بانگ مرگبار] فراگرفت. و برخى را در زمین فروبردیم. و بعضى دیگر را غرق کردیم. و چنان نبود که خداوند بر آنان ستم کند، بلکه خودشان بر خود ستم کردند.///ما هر طایفه‌ای را به کیفر گناهش مؤاخذه کردیم، بعضی را بر سرشان سنگ بلا فرو باریدیم و برخی را صیحه عذاب آسمانی در گرفت و برخی را به زلزله زمین و گروهی دیگر را به غرق دریا به هلاکت رسانیدیم، و خدا به آنان هیچ ستم نکرد لیکن آنها خود در حق خویش ستم می‌کردند.///آنگاه هر یک از آنان را به گناهش فرو گرفتیم، پس بعضی از آنان بودند که بر آنان شن‌بادی فرستادیم، و بعضی از آنان بودند که بانگ مرگبار فروگرفتشان، و بعضی از آنان بودند که به زمین فرو بردیمشان، و بعضی از آنان بودند که غرقه‌شان کردیم و خداوند نبود که به آنان ستم کرد، بلکه خود بر خویشتن ستم کردند///ما هر یک از آنان را به گناهانشان گرفتیم، بر بعضی از آنها طوفانی از سنگریزه فرستادیم، و بعضی از آنان را صیحه آسمانی فروگرفت، و بعضی دیگر را در زمین فرو بردیم، و بعضی را غرق کردیم؛ خداوند هرگز به آنها ستم نکرد، ولی آنها خودشان بر خود ستم می‌کردند!///پس هر کدام را گرفتیم به گناهش پس از ایشان است آنکه فرستادیم بر او سنگ‌ریزه و از ایشان است آنکه بگرفتش خروش و از ایشان است آنکه فروبردیمش در زمین و از ایشان است آنکه غرق کردیم و نبود خدا ستم بر ایشان کند و لیکن بودند خویشتن را ستمکاران‌///پس هر گروه (از ایشان) را به گناهش گرفتار کردیم: از آنان کسانی بودند که بر (سر و سامان) شان سنگ گل فرو فرستادیم‌؛ و از آنان کسانی بودند که فریاد (مرگبار) آنها را فرو گرفت؛ و از آنان کسانی را در زمین فرو بردیم؛ و بعضی از آنان را غرق کردیم. و (این) خدا نبوده که بدیشان ستم کند، بلکه خودهاشان بر خود ستم می‌کرده‌اند. quran_en_fa The parable of those who take protectors other than Allah is that of the spider, who builds (to itself) a house; but truly the flimsiest of houses is the spider's house;- if they but knew. داستان کسانی که به جای خدا سرپرستانی گرفته‌اند، مانند داستان عنکبوت است که خانه‌ای [بی دیوار، بی سقف و بی حفاظ] برای خود بنا کرده باشد، و بی تردید سست‌ترین خانه‌ها خانه عنکبوت است، اگر [به این واقعیت] معرفت و شناخت داشتند [بت‌ها را سرپرستان خود نمی‌گرفتند.]///داستان کسانی که به جای خدا سرپرستانی گرفته‌اند، مانند داستان عنکبوت است که خانه‌ای [بی دیوار، بی سقف و بی حفاظ] برای خود بنا کرده باشد، و بی تردید سست‌ترین خانه‌ها خانه عنکبوت است، اگر [به این واقعیت] معرفت و شناخت داشتند [بت‌ها را سرپرستان خود نمی‌گرفتند.]///مثل آنان که سواى خدا را اولیا گرفتند، مثل عنکبوت است که خانه‌اى بساخت. و کاش مى‌دانستند، هر آینه سست‌ترین خانه‌ها خانه عنکبوت است.///مثل کسانى که غیر خدا را اولیا گرفتند، چون مثل عنکبوت است که خانه‌اى [بى‌دوام‌] برگرفت، و حقا که سست‌ترین خانه‌ها، همان خانه عنکبوت است، اگر مى‌دانستند///داستان کسانى که غیر از خدا دوستانى اختیار کرده‌اند، همچون عنکبوت است که [با آب دهان خود] خانه‌اى براى خویش ساخته، و در حقیقت -اگر مى‌دانستند- سست‌ترین خانه‌ها همان خانه عنکبوت است.///مثل کسانى که غیر خدا را سرپرست خود برگزیدند، همانند مثل عنکبوت است که [براى خود] خانه‌اى ساخته، و البته اگر مى‌دانستند، سست‌ترین خانه‌ها، خانه‌ى عنکبوت است.///مثل حال آنان که خدا را فراموش کرده و غیر خدا را به دوستی و سرپرستی برگرفتند (در سستی و بی‌بنیادی) حکایت خانه‌ای است که عنکبوت بنیاد کند و اگر بدانند سست‌ترین بنا خانه عنکبوت است.///داستان کسانی که به جای خداوند سرورانی را به پرستش گرفتند همانند داستان عنکبوت است که خانه‌ای ساخت، و اگر در می‌یافتند سست‌ترین خانه‌ها، خانه عنکبوت است‌///مثل کسانی که غیر از خدا را اولیای خود برگزیدند، مثل عنکبوت است که خانه‌ای برای خود انتخاب کرده؛ در حالی که سست‌ترین خانه‌های خانه عنکبوت است اگر می‌دانستند!///مثل آنان که گرفتند جز خدا دوستانی مانند عنکبوت است که برگرفت خانه‌ای و هر آینه سست‌ترین خانه‌ها خانه عنکبوت است اگر بدانند///مثل کسانی که غیر از خدا سرپرستان و دوستانی اختیار کردند، همچون عنکبوت است، (که با آب دهان خود) با کوشش، خانه‌ای (برای خویش) برگرفت. و در حقیقت - اگر می‌دانستند - سست‌ترین خانه‌ها همان خانه‌ی عنکبوت است. quran_en_fa Verily Allah doth know of (every thing) whatever that they call upon besides Him: and He is Exalted (in power), Wise. یقینا خدا می‌داند به جای او چه چیزهایی را می‌پرستند [چیزهایی که نه دارای ارزش و اعتبارند و نه قدرت تصرف در کاری را دارند!!] و فقط او توانای شکست ناپذیر و حکیم است،///یقینا خدا می‌داند به جای او چه چیزهایی را می‌پرستند [چیزهایی که نه دارای ارزش و اعتبارند و نه قدرت تصرف در کاری را دارند!!] و فقط او توانای شکست ناپذیر و حکیم است،///خداى یکتا مى‌داند که چه چیزهایى را سواى او به خدایى مى‌خوانند، و اوست پیروزمند و حکیم.///خداوند آنچه را که جز او مى‌خوانند، مى‌داند و هم اوست شکست ناپذیر حکیم///خدا مى‌داند هر آنچه را که جز او مى‌خوانند، و هم اوست شکست‌ناپذیر سنجیده‌کار.///خداوند آنچه را غیر از او مى‌خوانند، هر چه باشد، مى‌داند. او شکست‌ناپذیر و حکیم است.///خدا بر آنچه که به غیر او بخوانند (و پرستش کنند) آگاه است و او (بر انتقام اهل شرک و ریا) مقتدر و (به دقایق امور عالم) داناست.///بی‌گمان خداوند هر چیز را که به جای او به پرستش می‌گیرند، می‌شناسد و او پیروزمند فرزانه است‌///خداوند آنچه را غیر از او می‌خوانند می‌داند، و او شکست‌ناپذیر و حکیم است.///همانا خدا می‌داند آنچه را خوانند جز وی از چیزی و او است عزتمند حکیم‌///به‌راستی خدا هر آنچه را که جز او می‌خوانند، می‌داند و (هم) اوست عزیز حکیم. quran_en_fa And such are the Parables We set forth for mankind, but only those understand them who have knowledge. و این مثل‌ها را برای مردم می‌زنیم، ولی جز اهل معرفت و دانش در آنها تعقل نمی‌کنند.///و این مثل‌ها را برای مردم می‌زنیم، ولی جز اهل معرفت و دانش در آنها تعقل نمی‌کنند.///این مثلها را براى مردم مى‌زنیم و آنها را جز دانایان درنمى‌یابند.///و این مثل‌ها را براى مردم مى‌زنیم ولى جز دانایان آنها را در نمى‌یابند///و این مثلها را براى مردم مى‌زنیم و [لى‌] جز دانشوران آنها را درنیابند.///و این مثل‌ها را براى مردم مى‌زنیم؛ اما جز دانشمندان و آگاهان، کسى آن را درک نمى‌کند.///و ما این همه مثلها را برای مردم می‌زنیم (تا حقایق برای آنها روشن شود) و لیکن به جز مردم دانشمند کسی تعقل در آنها نخواهد کرد.///و این مثلها را برای مردم می‌زنیم و جز دانشمندان کسی درباره آنها تعقل نمی‌کند///اینها مثالهایی است که ما برای مردم می‌زنیم، و جز دانایان آن را درک نمی‌کنند.///و این مثلها را می‌زنیم برای مردم و بخرد نیابندش جز دانایان‌///و این‌ها مثل‌هاست (که) برای مردمان می‌زنیم و جز دانایان آنها را در نیابند. quran_en_fa Allah created the heavens and the earth in true (proportions): verily in that is a Sign for those who believe. خدا آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید؛ یقینا در این [آفرینش] نشانه‌ای [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] برای مؤمنان است.///خدا آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید؛ یقینا در این [آفرینش] نشانه‌ای [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] برای مؤمنان است.///خدا آسمانها و زمین را به راستى بیافرید و در این عبرتى است براى مؤمنان.///خداوند، آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید. قطعا در این [آفرینش‌] براى مؤمنان عبرتى است///خداوند آسمانها و زمین را به حق آفرید. قطعا در این [آفرینش‌] براى مؤمنان عبرتى است.///خداوند آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید. بی‌گمان در این آفرینش، براى مؤمنان نشانه‌اى قطعى است.///خدا آسمانها و زمین را به حق (و در کمال حکمت) آفریده (نه بر باطل و لغو و عبث) و در این خلقت آسمان و زمین آیت و نشانه‌ای (از ربوبیت) برای اهل ایمان کاملا پدیدار است.///خداوند آسمانها و زمین را به حق آفریده است، بی‌گمان در این امر مایه عبرتی برای مؤمنان است‌///خداوند، آسمانها و زمین را بحق آفرید؛ و در این آیتی است برای مؤمنان.///آفرید خدا آسمانها و زمین را به حق همانا در این است آیتی برای مؤمنان‌///خدا آسمان‌ها و زمین را به تمامی حق آفرید؛ بی‌گمان در این (آفرینش) برای ایمان‌آورندگان نشانه‌ای است. quran_en_fa Recite what is sent of the Book by inspiration to thee, and establish regular Prayer: for Prayer restrains from shameful and unjust deeds; and remembrance of Allah is the greatest (thing in life) without doubt. And Allah knows the (deeds) that ye do. آنچه را از این کتاب به تو وحی شده است، بخوان و نماز را برپا دار، یقینا نماز از کارهای زشت، و کارهای ناپسند باز می‌دارد؛ و همانا ذکر خدا بزرگ‌تر است، و خدا آنچه را انجام می‌دهید، می‌داند.///آنچه را از این کتاب به تو وحی شده است، بخوان و نماز را برپا دار، یقینا نماز از کارهای زشت، و کارهای ناپسند باز می‌دارد؛ و همانا ذکر خدا بزرگ‌تر است، و خدا آنچه را انجام می‌دهید، می‌داند.///هر چه را از این کتاب بر تو وحى شده است تلاوت کن. و نماز بگزار، که نماز آدمى را از فحشا و منکر باز مى‌دارد و ذکر خدا بزرگ‌تر است و خدا به کارهایى که مى‌کنید آگاه است.///آنچه از کتاب به سوى تو وحى شده بخوان و نماز را برپا دار، که نماز [آدمى را] از زشتکارى و ناشایست باز مى‌دارد، و قطعا یاد خدا مهم‌تر است. و خدا مى‌داند چه مى‌کنید///آنچه از کتاب به سوى تو وحى شده است بخوان، و نماز را برپا دار، که نماز از کار زشت و ناپسند باز مى‌دارد، و قطعا یاد خدا بالاتر است، و خدا مى‌داند چه مى‌کنید.///آنچه را از کتاب به تو وحى شده، تلاوت کن. و نماز را به‌پادار، که نماز [انسان را] از زشتی‌ها و کارهای ناپسند بازمى‌دارد. و البته یاد خدا بزرگ‌تر است. و خداوند آنچه را انجام مى‌دهید، مى‌داند.///(ای رسول ما) آنچه را که از کتاب (آسمانی قرآن) بر تو وحی شد (بر خلق) تلاوت کن و نماز را (که بزرگ عبادت خداست) به جای آر، که همانا نماز است که (اهل نماز را) از هر کار زشت و منکر باز می‌دارد و همانا ذکر خدا بزرگتر (و برتر از حد اندیشه خلق) است، و خدا به هر چه (برای خشنودی او و به یاد او) کنید آگاه است.///آنچه از کتاب آسمانی که بر تو وحی شده است، بخوان و نماز را برپا دار، که نماز از ناشایستی و زشتکاری باز می‌دارد، و یاد کرد خداوند [از هر کاری‌] مهمتر است و خداوند می‌داند که چه می‌کنید///آنچه را از کتاب (آسمانی) به تو وحی شده تلاوت کن، و نماز را برپا دار، که نماز (انسان را) از زشتیها و گناه بازمی‌دارد، و یاد خدا بزرگتر است؛ و خداوند می‌داند شما چه کارهایی انجام می‌دهید!///بخوان آنچه را وحی شد بسویت از کتاب و بپای‌دار نماز را که همانا نماز بازدارد از فحشاء (ناشایست) و منکر (ناپسند) و هر آینه یاد خدا بزرگتر است و خدا داند آنچه را می‌سازید///آنچه از آن کتاب (وحیانی) سوی تو وحی شده است (بر مردمان) بخوان (و) آن را پیروی کن و نماز را بر پا بدار (که) به‌راستی نماز از گناه تجاوزگر و منکر باز می‌دارد و به‌درستی یاد خدا (از هر یادی) بزرگ‌تر است. و خدا می‌داند چه می‌سازید. quran_en_fa And dispute ye not with the People of the Book, except with means better (than mere disputation), unless it be with those of them who inflict wrong (and injury): but say, "We believe in the revelation which has come down to us and in that which came down to you; Our Allah and your Allah is one; and it is to Him we bow (in Islam)." و با اهل کتاب جز با نیکوترین شیوه مجادله و گفتگو مکنید، مگر با کسانی از آنان که [در مجادله با شما] ظالمانه به میدان آیند، و بگویید: به آنچه به سوی ما و به سوی شما نازل شده است، ایمان داریم و معبود ما و معبود شما یکی است و ما تسلیم [فرمان‌ها و احکام] او هستیم.///و با اهل کتاب جز با نیکوترین شیوه مجادله و گفتگو مکنید، مگر با کسانی از آنان که [در مجادله با شما] ظالمانه به میدان آیند، و بگویید: به آنچه به سوی ما و به سوی شما نازل شده است، ایمان داریم و معبود ما و معبود شما یکی است و ما تسلیم [فرمان‌ها و احکام] او هستیم.///با اهل کتاب، جز به نیکوترین شیوه‌اى مجادله مکنید. مگر با آنها که ستم پیشه کردند. و بگویید: به آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر شما نازل شده است ایمان آورده‌ایم. و خداى ما و خداى شما یکى است و ما در برابر او گردن نهاده‌ایم.///و با اهل کتاب جز به شیوه‌اى که بهتر است مجادله نکنید، مگر کسانى از آنها که ستم کردند، و بگویید: به آنچه به سوى ما نازل شده و آنچه به سوى شما نازل گردیده، ایمان آورده‌ایم و خداى ما و خداى شما یکى است و ما تسلیم اوییم///و با اهل کتاب، جز به [شیوه‌اى‌] که بهتر است، مجادله مکنید -مگر [با] کسانى از آنان که ستم کرده‌اند- و بگویید: «به آنچه به سوى ما نازل شده و [آنچه‌] به سوى شما نازل گردیده، ایمان آوردیم؛ و خداى ما و خداى شما یکى است و ما تسلیم اوییم.»///و با اهل کتاب، جز با بهترین شیوه، مجادله نکنید، مگر ستمگرانشان. و [به آنان] بگویید: «ما به آنچه بر ما و شما نازل شده، ایمان داریم، و خداى ما و خداى شما یکى است، و ما تسلیم اوییم.»///و شما مسلمانان با اهل کتاب (یهود و نصاری و مجوس) جز به نیکوترین طریق بحث و مجادله مکنید مگر با ستمکاران از آنها، و (با اهل کتاب) بگویید که ما به کتاب آسمانی قرآن که بر ما نازل شده و به کتب آسمانی شما به همه ایمان آورده‌ایم و خدای ما و شما یکی است و ما تسلیم و مطیع فرمان اوییم.///و با اهل کتاب جز به شیوه‌ای که نیکوتر است، مجادله مکنید، مگر با ستمگران آنان، و بگویید به آنچه بر ما و به آنچه بر شما نازل شده ایمان آورده‌ایم، و خدای ما و خدای ما و خدای شما یکی است و ما همه فرمانبردار اوییم‌///با اهل کتاب جز به روشی که از همه نیکوتر است مجادله نکنید، مگر کسانی از آنان که ستم کردند؛ و (به آنها) بگویید: «ما به تمام آنچه از سوی خدا بر ما و شما نازل شده ایمان آورده‌ایم، و معبود ما و شما یکی است، و ما در برابر او تسلیم هستیم!»///و نستیزید با اهل کتاب مگر بدانچه آن است بهتر مگر آنان که ستم کردند از ایشان و بگوئید ایمان آوردیم بدانچه فرستاده شد بسوی ما و فرستاده شد بسوی شما و خدای ما و خدای شما یکی است و مائیم برای او اسلام‌آرندگان‌///و با اهل کتاب، جز با بهترین (شیوه،) مجادله مکنید. مگر (با) کسانی از آنان که ستم کردند. و بگویید: «به آنچه سوی ما نازل شده و (آنچه) سوی شما نازل گشته ایمان آوردیم‌؛ و خدای ما و خدای شما یکی است، و ما تنها برای او تسلیمیم.» quran_en_fa And thus (it is) that We have sent down the Book to thee. So the People of the Book believe therein, as also do some of these (pagan Arabs): and none but Unbelievers reject our signs. و همان گونه [که بر پیامبران پیشین کتاب نازل کردیم] این کتاب را بر تو نازل نمودیم، پس [برخی از] کسانی که کتابشان دادیم به آن ایمان می‌آورند، و از اینان [هم که مشرک اند] اندکی به آن ایمان می‌آورند، و آیات ما را جز کافران انکار نمی‌کنند،///و همان گونه [که بر پیامبران پیشین کتاب نازل کردیم] این کتاب را بر تو نازل نمودیم، پس [برخی از] کسانی که کتابشان دادیم به آن ایمان می‌آورند، و از اینان [هم که مشرک اند] اندکی به آن ایمان می‌آورند، و آیات ما را جز کافران انکار نمی‌کنند،///همچنان این کتاب را بر تو نازل کردیم و اهل کتاب به آن ایمان مى‌آورند و از اینان نیز کسانى به آن ایمان مى‌آورند و جز کافران کسى آیات ما را انکار نمى‌کند.///و به همین ترتیب، کتاب [قرآن‌] را بر تو نازل کردیم. پس آنها که به ایشان کتاب داده‌ایم، بدان ایمان مى‌آورند، و از آنان [که مشرکند] نیز کسانى به آن مى‌گروند، و آیات ما را جز کافران انکار نمى‌کنند///و همچنین ما قرآن را بر تو نازل کردیم. پس آنان که بدیشان کتاب داده‌ایم بدان ایمان مى‌آورند، و از میان اینان کسانى‌اند که به آن مى‌گروند، و جز کافران [کسى‌] آیات ما را انکار نمى‌کند.///و این­گونه، کتاب را بر تو فروفرستادیم. پس [بعضى از] کسانى که کتاب به ایشان دادیم، به آن ایمان مى‌آورند، و از این گروه [مشرکان نیز] کسانى به آن ایمان مى‌آورند. و جز کافران [کسى] آیات ما را انکار نمى‌کند.///و ما همچنان (که بر رسولان پیشین کتاب آسمانی تورات و انجیل و زبور فرستادیم) بر تو هم (ای رسول) کتاب (آسمانی قرآن) را نازل کردیم، پس آنان که به آن کتب که بر ایشان فرستادیم ایمان آوردند به این کتاب نیز ایمان آرند و از این گروه (اهل مکه) هم بعضی به آنان ایمان آورند و به جز کافران هیچ کس آیات ما را انکار نخواهد کرد.///و بدین‌سان بر تو کتاب آسمانی را نازل کردیم، و اهل کتاب به آن ایمان آورند، و از ایشان [اهل مکه‌] نیز کسانی هستند که به آن ایمان آورند، و جز کافران کسی به آیات ما انکار نمی‌ورزد///و این گونه، کتاب [= قرآن‌] را بر تو نازل کردیم، کسانی که کتاب (آسمانی) به آنها داده‌ایم به این کتاب ایمان می‌آورند؛ و بعضی از این گروه [= مشرکان‌] نیز به آن مؤمن می‌شوند؛ و آیات ما را جز کافران انکار نمی‌کنند.///و چنین فرستادیم بسویت کتاب را پس آنان که دادیمشان کتاب را ایمان آرند بدان و از ایشان است آنکه ایمان آرد بدان و خیرگی نکنند در آیتهای ما مگر کافران‌///و بدین‌سان (با بیان و برهان)، ما کتاب [: قرآن] را بر تو نازل کردیم. پس آنان را که کتاب دادیم بدان (قرآن) ایمان می‌آورند. و از میان مشرکان (نیز) کسانی‌اند که به آن می‌گروند و جز کافران (و تاریک‌دلان کسی) آیات ما را (انگار و) انکار نمی‌کند. quran_en_fa And thou wast not (able) to recite a Book before this (Book came), nor art thou (able) to transcribe it with thy right hand: In that case, indeed, would the talkers of vanities have doubted. و پیش از این [قرآن]، تو هیچ نوشته‌ای را نمی‌خواندی و آن را با دست خود نمی‌نوشتی وگرنه باطل گرایان یاوه گو [در وحی بودن و حقانیت آن] شک می‌کردند،///و پیش از این [قرآن]، تو هیچ نوشته‌ای را نمی‌خواندی و آن را با دست خود نمی‌نوشتی وگرنه باطل گرایان یاوه گو [در وحی بودن و حقانیت آن] شک می‌کردند،///تو پیش از قرآن هیچ کتابى را نمى‌خواندى و به دست خویش کتابى نمى‌نوشتى. اگر چنان بود، اهل باطل به شک افتاده بودند.///و تو پیش از [نزول‌] آن هیچ کتابى را نمى‌خواندى و با دست خود آن را نمى‌نوشتى، و گر نه باطل‌اندیشان قطعا [در باره‌ى قرآن‌] به شک مى‌افتادند///و تو هیچ کتابى را پیش از این نمى‌خواندى و با دست [راست‌] خود [کتابى‌] نمى‌نوشتى، و گر نه باطل‌اندیشان قطعا به شک مى‌افتادند.///و تو پیش از این، هیچ نوشته‌اى را نمى‌خواندى، و آن را با دست خود نمى‌نوشتى، مبادا آنان که در صدد [تکذیب و] ابطال [سخنان] تو هستند، [در وحى بودن و حقانیت قرآن‌] شک و تردید کنند.///و تو از این پیش نه توانستی کتابی خواند و نه خطی نگاشت که در آن صورت مبطلان (منکر قرآن) در نبوتت شک و ریبی می‌کردند (و می‌گفتند این کتاب به وحی خدا نیست و خود از روی کتب سابقین جمع و تألیف کرده است).///و پیش از آن [وحی و نبوت‌] نه کتابی می‌خواندی و نه به دست خود [مکتوبی‌] می‌نوشتی، چه در آن صورت باطل‌اندیشان شک و شبهه به میان می‌آوردند///تو هرگز پیش از این کتابی نمی‌خواندی، و با دست خود چیزی نمی‌نوشتی، مبادا کسانی که در صدد (تکذیب و) ابطال سخنان تو هستند، شک و تردید کنند!///و نبودی تو بخوانی پیش از این کتابی و نه بنویسش با دست راست آن هنگام هر آینه شک می‌آوردند نادرستان‌///و تو هیچ کتابی را پیش از این نمی‌خوانده‌ای و با دست راست [: نیروی نوشتار راستینت] (کتابی) نمی‌نوشته‌ای. (وگرنه) در این هنگام باطل‌اندیشان بی‌گمان به شک مستندی می‌افتادند. quran_en_fa Nay, here are Signs self-evident in the hearts of those endowed with knowledge: and none but the unjust reject Our Signs. بلکه این قرآن، آیات روشنی است در سینه کسانی که به آنان معرفت و دانش عطا شده است؛ و آیات ما را جز ستمکاران انکار نمی‌کنند.///بلکه این قرآن، آیات روشنی است در سینه کسانی که به آنان معرفت و دانش عطا شده است؛ و آیات ما را جز ستمکاران انکار نمی‌کنند.///بلکه قرآن آیاتى است روشن، که در سینه اهل دانش جاى دارد. و آیات ما را جز ستمکاران انکار نمى‌کنند.///بلکه آن آیاتى روشن است که در سینه دانشوران جاى دارد، و آیات ما را جز ستمکاران انکار نمى‌کنند///بلکه [قرآن‌] آیاتى روشن در سینه‌هاى کسانى است که علم [الهى‌] یافته‌اند، و جز ستمگران منکر آیات ما نمى‌شوند.///بلکه آن [قرآن] آیاتى است روشن که در سینه‌هاى کسانى که به آنان معرفت داده شده، جاى دارد. و فقط ستمگران، آیات ما را انکار مى‌کنند.///بلکه این قرآن آیات روشن الهی است در لوح سینه آنان که (از خدا نور) علم و دانش یافتند، و آیات ما را جز مردم ستمکار انکار نکنند.///آری آن آیاتی روشنگر [و محفوظ] در سینه‌های دانش یافتگان است، و جز ستمگران [مشرک‌] کسی به آیات ما انکار نمی‌ورزد///ولی این آیات روشنی است که در سینه دانشوران جای دارد؛ و آیات ما را جز ستمگران انکار نمی‌کنند!///بلکه آن آیتهای آشکارائی است در سینه‌های آنان که داده شدند دانش را و برابری نکنند به آیتهای ما مگر ستمکاران‌///بلکه آن [: قرآن] آیاتی روشن در سینه‌های کسانی است که علم یافته‌اند. و جز ستمگران منکر آیاتمان نمی‌شوند. quran_en_fa Ye they say: "Why are not Signs sent down to him from his Lord?" Say: "The signs are indeed with Allah: and I am indeed a clear Warner." گفتند: چرا از سوی پروردگارش معجزاتی [مانند معجزات پیامبران پیشین] بر او نازل نمی‌شود. بگو: این معجزات فقط در اختیار خداست و من فقط بیم دهنده‌ای آشکارم.///گفتند: چرا از سوی پروردگارش معجزاتی [مانند معجزات پیامبران پیشین] بر او نازل نمی‌شود. بگو: این معجزات فقط در اختیار خداست و من فقط بیم دهنده‌ای آشکارم.///و گفتند: چرا از جانب پروردگارش آیاتى بر او نازل نمى‌شود؟ بگو: جز این نیست که آیات در نزد خداست و جز این نیست که من بیم‌دهنده‌اى آشکار هستم.///و گفتند: چرا بر او از جانب پروردگارش [معجزات و] نشانه‌هایى نازل نشده است؟ بگو: جز این نیست که معجزات نزد خداست و من فقط هشدار دهنده‌ى آشکارم///و گفتند: «چرا بر او از جانب پروردگارش نشانه‌هایى [معجزه‌آسا] نازل نشده است؟» بگو: «آن نشانه‌ها پیش خداست، و من تنها هشداردهنده‌اى آشکارم.»///و [کافران بهانه‌جو] گفتند: «چرا بر او از طرف پروردگارش، معجزاتى [مانند عصاى موسى] نازل نمى‌شود؟» بگو: «معجزات تنها نزد خداست [و به فرمان او نازل مى‌شود، نه به میل دیگران]. و من فقط هشداردهنده‌اى آشکارم.»///و کافران گفتند: (این مرد اگر رسول خداست) چرا بر او آیات و معجزاتی از جانب خدایش نازل نشد؟ بگو: آیات نزد خدا (و به امر خدا) است، من (که رسولم) جز آنکه (خلق را از انتقام خدا) بترسانم وظیفه ندارم.///و گویند چرا بر او معجزاتی از سوی پروردگارش نازل نمی‌شود، بگو معجزات فقط در اختیار خداوند است، و من فقط هشداردهنده‌ای آشکارم‌///گفتند: «چرا معجزاتی از سوی پروردگارش بر او نازل نشده؟!» بگو: «معجزات همه نزد خداست (و به فرمان او نازل می‌شود، نه به میل من و شما)؛ من تنها بیم دهنده‌ای آشکارم!///و گفتند چرا فرستاده نشد بر او آیتهائی از پروردگارش بگو جز این نیست که آیتها نزد خدا است و جز این نیست که منم ترساننده آشکار///و گفتند: «چرا بر او از جانب پروردگارش نشانه‌هایی (ربانی) نازل نشده؟» بگو: «نشانه‌ها (ی ربانی) تنها نزد خداست، و من تنها هشداردهنده‌ای آشکارگرم.» quran_en_fa And is it not enough for them that we have sent down to thee the Book which is rehearsed to them? Verily, in it is Mercy and a Reminder to those who believe. آیا [در قرآن عیب و نقصی می‌یابند؟ و] برای آنان کافی نبوده است که ما این کتاب را که [همواره] بر آنان خوانده می‌شود بر تو نازل کردیم؟! همانا در این کتاب رحمتی است [ویژه و مایه یادآوری] و پندی برای مردمی که ایمان می‌آورند.///آیا [در قرآن عیب و نقصی می‌یابند؟ و] برای آنان کافی نبوده است که ما این کتاب را که [همواره] بر آنان خوانده می‌شود بر تو نازل کردیم؟! همانا در این کتاب رحمتی است [ویژه و مایه یادآوری] و پندی برای مردمی که ایمان می‌آورند.///آیا آنان را بسنده نیست که بر تو کتاب فرستاده‌ایم و بر آنها خوانده مى‌شود. در این کتاب براى مؤمنان رحمت و اندرز است.///آیا ایشان را کافى نیست که این کتاب را که بر آنها تلاوت مى‌شود بر تو نازل کردیم؟ بى‌گمان در این [کار] براى مردمى که ایمان مى‌آورند رحمت و یادآورى است///آیا براى ایشان بس نیست که این کتاب را که بر آنان خوانده مى‌شود بر تو فرو فرستادیم؟ در حقیقت، در این [کار] براى مردمى که ایمان دارند، رحمت و یادآورى است.///آیا [این معجزه] براى آنان کافى نیست که ما کتاب را بر تو فروفرستادیم تا پیوسته بر آنان تلاوت شود؟ همانا در این کتاب، براى گروهى که ایمان آورند، رحمت، و تذکرى قطعى است.///آیا اینان را (که تقاضای معجزه می‌کنند) این معجزه کفایت نکرد که چنین کتاب بزرگ را که بر آنان تلاوت می‌شود ما بر تو فرستادیم؟ و همانا در آن برای اهل ایمان البته رحمت و یاد آوری و پندی خواهد بود.///آیا برای ایشان کافی نیست که ما بر تو کتاب آسمانی را فرو فرستادیم که بر آنان خوانده می‌شود، بی‌گمان در این امر رحمت و پندآموزی برای اهل ایمان است‌///آیا برای آنان کافی نیست که این کتاب را بر تو نازل کردیم که پیوسته بر آنها تلاوت می‌شود؟! در این، رحمت و تذکری است برای کسانی که ایمان می‌آورند (و این معجزه بسیار واضحی است).///آیا پس نشد ایشان را که فرستادیم بر تو کتاب را خوانده می‌شود بر ایشان همانا در این است رحمت و یادآوردنی برای گروهی که ایمان آرند///آیا و ایشان را بس نبود که این کتاب را (که) بر آنان خوانده می‌شود به‌راستی بر تو فرو فرستادیم‌؟ به‌درستی در این (کار پرمقدار) برای مردمانی که ایمان می‌آورند، به‌راستی رحمت و یادواره‌ای است. quran_en_fa Say: "Enough is Allah for a witness between me and you: He knows what is in the heavens and on earth. And it is those who believe in vanities and reject Allah, that will perish (in the end). بگو: کافی است که خدا [نسبت به حقانیت نبوتم] میان من و شما شاهد باشد، [او] آنچه را در آسمان‌ها و زمین است می‌داند، و آنان که به باطل [چون بت و طاغوت] گرویده و به خدا کفر ورزیده‌اند همان زیانکاران [واقعی] اند.///بگو: کافی است که خدا [نسبت به حقانیت نبوتم] میان من و شما شاهد باشد، [او] آنچه را در آسمان‌ها و زمین است می‌داند، و آنان که به باطل [چون بت و طاغوت] گرویده و به خدا کفر ورزیده‌اند همان زیانکاران [واقعی] اند.///بگو: خدا به گواهى میان من و شما کافى است. آنچه را که در آسمانها و زمین است مى‌داند. کسانى که به باطل گرویدند و به خدا کافر شدند، زیانکارانند.///بگو: کافى است که خدا میان من و شما شاهد باشد. آنچه را که در آسمان‌ها و زمین است مى‌داند، و آنها که به باطل گرویدند و به خدا کافر شدند، قطعا زیانکارند///بگو: «کافى است خدا میان من و شما شاهد باشد. آنچه را که در آسمانها و زمین است مى‌داند، و آنان که به باطل گرویده و خدا را انکار کرده‌اند همان زیانکارانند.»///بگو: «همین بس که خداوند میان من و شما گواه است. آنچه را در آسمان‌ها و زمین است، مى‌داند. و کسانى که [به جاى حق،] به باطل ایمان آوردند و به خدا کفر ورزیدند، آنان همان زیانکارانند.»///بگو: میان من و شما خدا گواهی کافی است، که او به هر چه در آسمانها و زمین است آگاه است. و آنان که به باطل گرویدند و به خدا کافر شدند هم آنان به حقیقت زیانکاران عالمند.///بگو خداوند بین من و شما گواه بس، که آنچه در آسمانها و زمین است می‌داند، و کسانی که به باطل ایمان آورده و به خداوند کفر می‌ورزند، اینانند که زیانکارند///بگو: «همین بس که خدا میان من و شما گواه است؛ آنچه را در آسمانها و زمین است می‌داند؛ و کسانی که به باطل ایمان آوردند و به خدا کافر شدند زیانکاران واقعی هستند!///بگو بس است خدا میان من و شما گواه داند آنچه را در آسمانها و زمین است و آنان که ایمان آرند به باطل و کفر ورزند به خدا آنانند زیانکاران‌///بگو: «کافی است (که) خدا میان من و شما گواهی باشد. آنچه را که در آسمان‌ها و زمین است می‌داند و آنان که به باطل ایمان آورده و خدا را انکار (و انگار) کرده‌اند، اینان (هم) ایشان زیانکارانند.» quran_en_fa They ask thee to hasten on the Punishment (for them): had it not been for a term (of respite) appointed, the Punishment would certainly have come to them: and it will certainly reach them,- of a sudden, while they perceive not! آنان شتاب در آوردن عذاب را از تو می‌خواهند، اگر مدتی معین [برای آنان] مقرر نبود، قطعا آن عذاب را [که خواهانش هستند] بر آنان می‌آمد و حتما ناگاه در حالی که بی خبرند، به سراغشان خواهد آمد.///آنان شتاب در آوردن عذاب را از تو می‌خواهند، اگر مدتی معین [برای آنان] مقرر نبود، قطعا آن عذاب را [که خواهانش هستند] بر آنان می‌آمد و حتما ناگاه در حالی که بی خبرند، به سراغشان خواهد آمد.///از تو به شتاب عذاب را مى‌طلبند. اگر آن را زمانى معین نبود، بر آنها نازل شده بود. و ناگهان و بى‌آنکه خبر شوند بر آنها فرود خواهد آمد.///و از تو خواهان شتاب در عذابند. و اگر [آن را] موعد مقررى نبود، بى‌گمان عذاب بدیشان مى‌رسید، و البته بى‌آن که خبردار شوند قطعا [عذاب‌] ناگهانى به سراغشان خواهد آمد///و از تو به شتاب درخواست عذاب [الهى را] دارند، و اگر سرآمدى معین نبود، قطعا عذاب به آنان مى‌رسید و بى‌آنکه خبردار شوند غافلگیرشان مى‌کرد.///آنان با شتاب از تو عذاب مى‌خواهند. و اگر مهلت معین [براى آنان مقرر] نبود، قطعا عذاب به سراغشان مى‌آمد، [ولى بدانند] عذاب، ناگهان به سراغشان خواهد آمد، در حالى که از آن غافلند.///منکران (به تمسخر) از تو تقاضای تعجیل در نزول عذاب می‌کنند، و اگر وقت معین آن (در علم ازلی، قیامت) نبود عذاب حق بر آنها می‌رسید، و البته ناگهانی در حالی که غافل و بی‌خبر باشند بر آنان خواهد آمد.///و از تو عذاب را به شتاب می‌خواهند و اگر اجل معینی در کار نبود، عذاب بر آنان نازل می‌شد و در حالی که ناآگاهند ناگهان به سراغشان می‌آید///آنان با شتاب از تو عذاب را می‌طلبند؛ و اگر موعد مقرری تعیین نشده بود، عذاب (الهی) به سراغ آنان می‌آمد؛ و سرانجام این عذاب بطور ناگهانی بر آنها نازل می‌شود در حالی که نمی‌دانند (و غافلند).///و شتاب خواهند از تو در عذاب و اگر نبود سرآمدی نامبرده هر آینه می‌آمدشان عذاب و همانا بیایدشان ناگهان و ایشان درنیابند///و از تو با شتاب درخواست عذاب دارند و اگر اجل و سرآمد (ربانی) یاد شده‌ای نبود، به‌درستی عذاب به آنان می‌رسید و بی‌آنکه هشیار شوند، بی‌گمان و بی‌امان غافلگیرشان خواهد کرد. quran_en_fa They ask thee to hasten on the Punishment: but, of a surety, Hell will encompass the Rejecters of Faith!- [آنان] شتاب در آوردن عذاب را از تو می‌خواهند، بدون تردید هم اکنون دوزخ بر کافران حاطه دارد.///[آنان] شتاب در آوردن عذاب را از تو می‌خواهند، بدون تردید هم اکنون دوزخ بر کافران حاطه دارد.///از تو به شتاب عذاب را مى‌طلبند، حال آنکه جهنم بر کافران احاطه دارد.///از تو خواهان شتاب در عذابند، در حالى که جهنم قطعا بر کافران احاطه دارد///و شتابزده از تو عذاب مى‌خواهند، و حال آنکه جهنم قطعا بر کافران احاطه دارد.///آنان با شتاب از تو عذاب مى‌خواهند، و حال آن که جهنم بر کافران احاطه دارد.///(و این کافران) از تو به تعجیل عذاب می‌طلبند در صورتی که شراره عذاب جهنم به کافران احاطه نموده است.///از تو عذاب را به شتاب می‌خواهند، و [غافل از آنکه‌] بی‌گمان جهنم فراگیر کافران است‌///آنان با عجله از تو عذاب می‌طلبند، در حالی که جهنم به کافران احاطه دارد!///شتاب خواهند از تو در عذاب و همانا دوزخ است فراگیرنده به کافران‌///و شتابزده از تو عذاب می‌خواهند، حال آنکه جهنم بی‌گمان و بی‌امان بر کافران احاطه دارد. quran_en_fa On the Day that the Punishment shall cover them from above them and from below them, and (a Voice) shall say: "Taste ye (the fruits) of your deeds!" آنان را متوجه روزی کن که عذاب از بالای سرشان و از زیر پایشان آنان را فرو پوشاند و [خدا به آنان] می‌گوید: آنچه را همواره انجام می‌دادید [اکنون به صورت سخت‌ترین عذاب] بچشید.///آنان را متوجه روزی کن که عذاب از بالای سرشان و از زیر پایشان آنان را فرو پوشاند و [خدا به آنان] می‌گوید: آنچه را همواره انجام می‌دادید [اکنون به صورت سخت‌ترین عذاب] بچشید.///روزى که عذاب از فراز سر و زیر پاى، آنها را در بر گیرد و خدا بگوید: به خاطر اعمالى که مى‌کرده‌اید اینک عذاب را بچشید.///آن روز که عذاب از بالاى سرشان و از زیر پاهایشان آنها را فرا مى‌گیرد و [خدا] مى‌فرماید: بچشید [نتیجه‌] آنچه را که مى‌کردید///آن روز که عذاب از بالاى [سر] آنها و از زیر پاهایشان آنها را فرو گیرد، و [خدا] مى‌فرماید: «[نتیجه‌] آنچه را مى‌کردید بچشید.»///روزى که عذاب از بالاى سرشان و از زیر پاهایشان آنان را فراگیرد. [در آن روز خداوند] مى‌فرماید: «بچشید [جزاى] کارهایى را که انجام داده‌اید!»///(اینان را متذکر ساز به آن) روزی که عذاب خدا از بالا و زیر پا آنها را فرو گیرد، و (خدا یا منادی حق) گوید: (امروز) بچشید کیفر آنچه (در دنیا) عمل می‌کردید.///روزی که عذاب از فراز و فرودشان فراگیردشان و گوید [حاصل‌] عملکرد خود را بچشید///آن روز که عذاب (الهی) آنها را از بالای سر و پایین پایشان فرامی‌گیرد و به آنها می‌گوید: «بچشید آنچه را عمل می‌کردید» (روز سخت و دردناکی برای آنهاست!)///روزی که فراگیردشان عذاب از فرازشان و از زیر پایهایشان و گوید بچشید آنچه را بودید می‌کردید///روزی را که عذاب -از بالای (سر) شان و از زیر پاهایشان - آنها را فراگیرد و (خدا) فرماید: «(پیامد) آنچه را می‌کرده‌اید بچشید.» quran_en_fa O My servants who believe! truly, spacious is My Earth: therefore serve ye Me - (and Me alone)! ای بندگان من که ایمان آورده‌اید! یقینا زمین من وسیع و پهناور است؛ پس [با انتخاب سرزمینی مناسب و شایسته که ارزش‌ها در آن حفظ شود] فقط مرا بپرستید،///ای بندگان من که ایمان آورده‌اید! یقینا زمین من وسیع و پهناور است؛ پس [با انتخاب سرزمینی مناسب و شایسته که ارزش‌ها در آن حفظ شود] فقط مرا بپرستید،///اى بندگان من که به من ایمان آورده‌اید، زمین من فراخ است، پس تنها مرا بپرستید.///اى بندگان من که ایمان آورده‌اید! همانا زمین من وسیع است پس تنها مرا بپرستید [و تسلیم فشار محیط نباشید]/// «اى بندگان من که ایمان آورده‌اید، زمین من فراخ است؛ تنها مرا بپرستید.»///اى بندگان باایمان من! زمین من گسترده است، پس [اگر در سرزمینتان شما را به شرک مجبور مى‌کنند، مهاجرت کنید و] تنها مرا بپرستید.///این بندگان با ایمان من، زمین من بسیار وسیع است در این صورت (اگر از جور کفار در سرزمینی به تنگ آمده و به کفر مجبور شوید از آنجا به دیار دیگر هجرت کنید و هر کجا باشید) مرا منحصرا به اخلاص پرستش کنید.///ای بندگان من که ایمان آورده‌اید، بدانید که زمین من گسترده است، پس فقط مرا بپرستید///ای بندگان من که ایمان آورده‌اید! زمین من وسیع است، پس تنها مرا بپرستید (و در برابر فشارهای دشمنان تسلیم نشوید)!///ای بندگان من که ایمان آوردید همانا زمین من پهناور است پس مرا پرستش کنید///«ای بندگان من که ایمان آوردید! زمین من بس فراخ است‌؛ پس تنها مرا بپرستید.» quran_en_fa Every soul shall have a taste of death in the end to Us shall ye be brought back. هر جانداری چشنده مرگ خواهد بود، سپس به سوی ما بازگردانده می‌شوید،///هر جانداری چشنده مرگ خواهد بود، سپس به سوی ما بازگردانده می‌شوید،///هر کسى چشنده طعم مرگ است. و به سوى ما بازگردانده شوید.///هر کسى چشنده‌ى مرگ است، آن‌گاه به سوى ما بازگردانده مى‌شوید///هر نفسى چشنده مرگ است، آنگاه به سوى ما بازگردانیده خواهید شد.///هر کسی [طعم] مرگ را مى‌چشد! سپس به سوى ما بازگردانده مى‌شوید.///هر نفسی (طعم ناگوار) مرگ را خواهد چشید، و پس از مرگ شما را به سوی ما باز گردانند.///هر موجود زنده‌ای چشنده [طعم‌] مرگ است، سپس به سوی ما بازگردانده می‌شوید///هر انسانی مرگ را می‌چشد، سپس شما را بسوی ما بازمی‌گردانند.///همه کس چشنده مرگ است سپس بسوی ما برگردانیده شوید///هر کسی چشنده‌ی مرگ است، سپس سوی ما باز گردانیده می‌شوید. quran_en_fa But those who believe and work deeds of righteousness - to them shall We give a Home in Heaven,- lofty mansions beneath which flow rivers,- to dwell therein for aye;- an excellent reward for those who do (good)!- و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند حتما آنان را در قصرهایی رفیع و با ارزش از بهشت که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، جای خواهیم داد، در آنجا جاودانه‌اند؛ چه نیکوست پاداش عمل کنندگان.///و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند حتما آنان را در قصرهایی رفیع و با ارزش از بهشت که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، جای خواهیم داد، در آنجا جاودانه‌اند؛ چه نیکوست پاداش عمل کنندگان.///کسانى را که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند در غرفه‌هاى بهشت جاى دهیم. از زیر آن جویهاى آب روان است. در آنجا جاودانه بمانند. عمل‌کنندگان را چه نیکو مزدى است؛///و کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند، قطعا آنها را در غرفه‌هایى از بهشت جاى مى‌دهیم که از پاى درختانش نهرها جارى است، جاودانه در آن جا خواهند بود پاداش عمل کنندگان چه نیکوست///و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، قطعا آنان را در غرفه‌هایى از بهشت جاى مى‌دهیم که از زیر آنها جویها روان است، جاودان در آنجا خواهند بود؛ چه نیکوست پاداش عمل‌کنندگان!///و قطعا کسانى را که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند، در غرفه‌هایى از بهشت جاى مى‌دهیم که نهرها از زیر آنها جارى است؛ همیشه در آنجا خواهند بود. چه خوب است پاداش عمل‌کنندگان!///و آنان که ایمان آوردند و به اعمال نیکو پرداختند البته آنها را به عمارات عالی بهشتی که زیر درختانش نهرها جاری است منزل دهیم که در آن زندگانی ابدی کنند، آنجا پاداش نیکویی برای نیکوکاران عالم است.///و کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، در غرفه‌هایی از بهشت که جویباران از فرودست آنها جاری است، جایشان می‌دهیم و در آنجا جاویدانند، چه نیکوست پاداش عملداران‌///و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند، آنان را در غرفه‌هایی از بهشت جای می‌دهیم که نهرها در زیر آن جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ چه خوب است پاداش عمل‌کنندگان!///و آنان که ایمان آرند و کردار شایسته کنند هر آینه جایگاه گردانیمشان از بهشت غرفه‌هائی که روان است زیر آنها جویها جاودانان در آن چه خوب است پاداش عمل‌کنندگان‌///و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته (ی ایمان) انجام داده‌اند، آنان را به‌راستی در غرفه‌هایی از بهشت پناه می‌دهیم، حال آنکه از زیر (درختان) ‌شان نهرها روان است (و آنان) جاودانه در آنجا بمانند. چه نیکوست پاداش عمل‌کنندگان؛ quran_en_fa Those who persevere in patience, and put their trust, in their Lord and Cherisher. همانان که [برای حفظ ایمان، اخلاق و عمل صالح] شکیبایی ورزیدند و همواره بر پروردگارشان توکل می‌کنند.///همانان که [برای حفظ ایمان، اخلاق و عمل صالح] شکیبایی ورزیدند و همواره بر پروردگارشان توکل می‌کنند.///آنها که شکیبایى ورزیدند و بر پروردگارشان توکل مى‌کنند.///همان کسانى که صبورى کردند و بر پروردگارشان توکل مى‌کنند///همان کسانى که شکیبایى ورزیده و بر پروردگارشان توکل نموده‌اند.///کسانى که [در برابر مشکلات] صبر [و استقامت] کردند و بر پروردگارشان توکل مى‌کنند.///آنان که (در راه دین خدا) صبر و شکیبایی پیشه کردند و بر پروردگار خود توکل می‌نمودند.///[همان‌] کسانی که شکیبایی ورزیده و بر پروردگارشان توکل می‌کنند///همانها که (در برابر مشکلات) صبر (و استقامت) کردند و بر پروردگارشان توکل می‌کنند.///آنان که شکیبائی ورزیدند و بر پروردگار خویش توکل کنند///(همان) کسانی که شکیبایی ورزیدند و تنها بر پروردگارشان توکل می‌کنند. quran_en_fa How many are the creatures that carry not their own sustenance? It is Allah who feeds (both) them and you: for He hears and knows (all things). چه بسیارند جنبندگانی که قدرت ندارند [به دست آوردن] روزی خود را بر عهده بگیرند، خداست که به آنان و شما روزی می‌دهد، و او شنوا و داناست.///چه بسیارند جنبندگانی که قدرت ندارند [به دست آوردن] روزی خود را بر عهده بگیرند، خداست که به آنان و شما روزی می‌دهد، و او شنوا و داناست.///چه بسیار جنبندگانى که یاراى تحصیل روزى خویش ندارند و خدا آنها را و شما را روزى مى‌دهد. و او شنوا و داناست.///و چه بسیار جاندارانى که [نمى‌توانند] روزى خود را حمل [یا ذخیره‌] کنند، خداست که آنها و شما را روزى مى‌دهد، و او شنواى داناست///و چه بسیار جاندارانى که نمى‌توانند متحمل روزى خود شوند. خداست که آنها و شما را روزى مى‌دهد، و اوست شنواى دانا.///و چه بسا جنبنده‌اى که نمى‌تواند روزى خود را تأمین کند. خداست که به او و به شما روزى مى‌دهد. و اوست شنواى دانا.///و (در کار رزق به خدا توکل کنید نه بر سعی خود که) چه بسیار حیوانات که خود بار روزی خود نکشند، خدا (بدون هیچ کوشش) به آنها و هم به شما روزی می‌رساند، و او شنوا (ی دعای محتاجان) و دانا (به احوال بندگان) است.///و چه بسیار جنبنده که عهده‌دار روزی خود نیست، بلکه خداوند روزی‌بخش او و شماست و او شنوای داناست‌///چه بسا جنبنده‌ای که قدرت حمل روزی خود را ندارد، خداوند او و شما را روزی می‌دهد؛ و او شنوا و داناست.///و بسا جنبنده‌ای که برندارد روزی خویش را خدا روزی دهدش و شما را و او است شنوای دانا///و چه بسیار از جاندارانی که نمی‌توانند روزی خود را بر دوش‌هاشان کشند. خداست که آنها و شما را روزی می‌دهد و اوست بس شنوای بسیار دانا. quran_en_fa If indeed thou ask them who has created the heavens and the earth and subjected the sun and the moon (to his Law), they will certainly reply, "Allah". How are they then deluded away (from the truth)? اگر از آنان [که شرک می‌ورزند] بپرسی: چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را رام و مسخر کرده؟ بی تردید خواهند گفت: خدا. پس چگونه [از حق به باطل] منحرف می‌شوند؟!///اگر از آنان [که شرک می‌ورزند] بپرسی: چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را رام و مسخر کرده؟ بی تردید خواهند گفت: خدا. پس چگونه [از حق به باطل] منحرف می‌شوند؟!///اگر از آنها بپرسى: چه کسى آسمانها و زمین را آفریده و آفتاب و ماه را رام کرده است؟ خواهند گفت: خداى یکتا. پس، از چه روى عقیدت دیگرگون مى‌کنند؟///و اگر از ایشان بپرسى: چه کسى آسمان‌ها و زمین را آفرید و خورشید و ماه را مسخر نمود؟ حتما خواهند گفت: خدا. پس به کجا بازگردانده مى‌شوند///و اگر از ایشان بپرسى: «چه کسى آسمانها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را [چنین‌] رام کرده است؟» حتما خواهند گفت: «الله»؛ پس چگونه [از حق‌] بازگردانیده مى‌شوند؟///و اگر از آنان [که مشرکند،] بپرسى: «چه کسى آسمان‌ها و زمین را آفرید، و خورشید و ماه را تسخیر کرد؟» حتما خواهند گفت: «خدا.» پس به کجا منحرف مى‌شوند؟///و اگر از این کافران مشرک سؤال کنی که آسمانها و زمین را که آفریده و خورشید و ماه مسخر فرمان کیست؟ به یقین جواب دهند که خدا (آفریده)، پس چگونه (با این اقرار، از توحید و معرفت خدا) رویگردان می‌شوند؟///و اگر از ایشان بپرسی چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است و خورشید و ماه را رام کرده است، گویند خداوند، پس چگونه بیراهه می‌روند؟///و هر گاه از آنان بپرسی: «چه کسی آسمانها و زمین را آفریده، و خورشید و ماه را مسخر کرده است؟» می‌گویند: «الله»! پس با این حال چگونه آنان را (از عبادت خدا) منحرف می‌سازند؟!///و اگر پرسیشان که آفرید آسمانها و زمین را و رام کرد مهر و ماه را هر آینه گویند خدا پس کجا به دروغ رانده می‌شوند///و اگر از ایشان بپرسی: «چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفرید و خورشید و ماه را رام کرد؟» به‌راستی همی گویند: «خدا.» پس چگونه به دروغ (از خدا) بازداشته می‌شوند؟ quran_en_fa Allah enlarges the sustenance (which He gives) to whichever of His servants He pleases; and He (similarly) grants by (strict) measure, (as He pleases): for Allah has full knowledge of all things. خدا روزی را برای هرکس از بندگانش که بخواهد وسعت می‌دهد و یا تنگ می‌گیرد؛ یقینا خدا بر هر کاری تواناست،///خدا روزی را برای هرکس از بندگانش که بخواهد وسعت می‌دهد و یا تنگ می‌گیرد؛ یقینا خدا بر هر کاری تواناست،///خدا روزى هر یک از بندگانش را که بخواهد فراوان مى‌کند یا بر او تنگ مى‌گیرد. زیرا خدا به همه چیز داناست.///خدا براى هر یک از بندگانش که بخواهد روزى را فراخ مى‌کند یا تنگ مى‌گرداند همانا خدا به هر چیزى داناست///خدا بر هر کس از بندگانش که بخواهد روزى را گشاده مى‌گرداند و [یا] بر او تنگ مى‌سازد، زیرا خدا به هر چیزى داناست.///خداوند براى هر کس از بندگانش که بخواهد، روزى را مى‌گسترد و یا تنگ مى‌کند. همانا خداوند به هر چیزى آگاه است.///خداست که هر کس از بندگان را خواهد وسیع روزی و یا تنگ روزی می‌گرداند، که همانا او به هر چیزی (از مصالح خلایق) داناست.///خداوند است که روزی را برای هرکس از بندگانش که بخواهد گشاده یا تنگ می‌دارد، بی‌گمان خداوند به هر چیزی داناست‌///خداوند روزی را برای هر کس از بندگانش بخواهد گسترده می‌کند، و برای هر کس بخواهد محدود می‌سازد؛ خداوند به همه چیز داناست!///خدا فراخ گرداند روزی را برای هر که خواهد از بندگان خویش و تنگ گرداند برایش همانا خداوند است به همه چیز دانا///خدا برای هر کس از بندگانش که بخواهد روزی را گشاده می‌گرداند و (یا برایش) تنگ می‌سازد. به‌راستی خدا به هر چیزی بسی داناست. quran_en_fa And if indeed thou ask them who it is that sends down rain from the sky, and gives life therewith to the earth after its death, they will certainly reply, "Allah!" Say, "Praise be to Allah!" But most of them understand not. و اگر از آنان بپرسی: چه کسی از آسمان آبی نازل کرد و به وسیله آن زمین را پس از مردگی اش زنده ساخت؟ بی تردید خواهند گفت: خدا. بگو: همه ستایش‌ها ویژه خداست [و مشرکان دور از حقیقت اند]، بلکه بیشترشان تعقل نمی‌کنند.///و اگر از آنان بپرسی: چه کسی از آسمان آبی نازل کرد و به وسیله آن زمین را پس از مردگی اش زنده ساخت؟ بی تردید خواهند گفت: خدا. بگو: همه ستایش‌ها ویژه خداست [و مشرکان دور از حقیقت اند]، بلکه بیشترشان تعقل نمی‌کنند.///اگر از آنها بپرسى: چه کسى از آسمان باران فرستاد و زمین مرده را بدان زنده ساخت؟ خواهند گفت: خداى یکتا. بگو: سپاس خداى راست. ولى بیشترینشان درنمى‌یابند.///و اگر از آنها بپرسى: چه کسى از آسمان باران فرستاد و زمین را پس از مردگى‌اش بدان زنده کرد؟ حتما خواهند گفت: خدا. بگو: ستایش از آن خداست. با این همه، بیشترشان نمى‌اندیشند///و اگر از آنان بپرسى: «چه کسى از آسمان، آبى فرو فرستاده و زمین را پس از مرگش به وسیله آن زنده گردانیده است؟» حتما خواهند گفت: «الله.» بگو: «ستایش از آن خداست با این همه، بیشترشان نمى‌اندیشند.///و اگر از آنان [که شرک می‌ورزند،] بپرسى: «چه کسى از آسمان، آبى فرستاد که با آن، زمین را پس از مرگش زنده کرد؟» حتما خواهند گفت: «خدا.» بگو: «ستایش مخصوص خداست؛ اما بیشتر آنان نمى‌اندیشند.»///و اگر از این کافران مشرک سؤال کنی که آن کیست که از آسمان باران نازل سازد تا زمین را به آن پس از (فصل خزان و) مرگ (گیاهان، باز به نسیم جانبخش بهار) زنده گرداند؟ به یقین جواب دهند که آن خداست. بگو: ستایش مخصوص خدای یکتاست. آری و لیک اکثر این مردم عقل خود را به کار نگیرند (تا این حقیقت را دریابند).///و اگر از ایشان بپرسی چه کسی از آسمان آبی فرو فرستاد و بدان زمین را پس از پژمردنش زنده [و بارور] کرد، خواهند گفت خداوند، بگو سپاس خداوند را، ولی بیشترینه‌شان تعقل نمی‌کنند///و اگر از آنان بپرسی: «چه کسی از آسمان آبی فرستاد و بوسیله آن زمین را پس از مردنش زنده کرد؟ می‌گویند: «الله»! بگو: «حمد و ستایش مخصوص خداست!» اما بیشتر آنها نمی‌دانند.///و اگر پرسیشان که فرستاد از آسمان آبی تا زنده کرد بدان زمین را پس از مردنش هر آینه گویند خدا بگو سپاس خدای را بلکه بیشترشان بخرد درنمی‌یابند///و اگر از آنان بپرسی: «چه کسی از آسمان، آبی فرو فرستاد، پس زمین را بعد از مرگش بدین وسیله زنده گردانید‌؟» به‌راستی بی‌چون گویند «خدا.» بگو: «ستایش تنها برای خداست.» بلکه بیشترشان خردورزی نمی‌کنند. quran_en_fa What is the life of this world but amusement and play? but verily the Home in the Hereafter,- that is life indeed, if they but knew. و این زندگی دنیا جز سرگرمی و بازی نیست و بی تردید سرای آخرت، همان زندگی [واقعی و ابدی] است؛ اگر اینان معرفت و دانش داشتند [دنیا را به قیمت از دست دادن آخرت برنمی گزیدند.]///و این زندگی دنیا جز سرگرمی و بازی نیست و بی تردید سرای آخرت، همان زندگی [واقعی و ابدی] است؛ اگر اینان معرفت و دانش داشتند [دنیا را به قیمت از دست دادن آخرت برنمی گزیدند.]///زندگانى این دنیا چیزى جز لهو و لعب نیست. اگر بدانند، سراى آخرت سراى زندگانى است.///و زندگى این دنیا جز سرگرمى و بازیچه نیست، و حیات حقیقى همانا سراى آخرت است اگر مى‌دانستند///این زندگى دنیا جز سرگرمى و بازیچه نیست، و زندگى حقیقى همانا [در] سراى آخرت است؛ اى کاش مى‌دانستند.///این زندگى دنیا، چیزى جز سرگرمى و بازیچه نیست. و اگر مى‌دانستند، زندگى حقیقى، همان سراى آخرت است.///این زندگانی چند روزه دنیا (اگر نه در پرستش حق و سعادت آخرت صرف شود) افسوس و بازیچه‌ای بیش نیست، و زندگانی اگر مردم بدانند به حقیقت‌دار آخرت است (که حیاتش جاوید و نعمتش بی‌رنج و زوال است).///و این زندگانی دنیا جز سرگرمی و بازیچه نیست، و اگر می‌دانستند بی‌گمان سرای آخرت کانون زندگی است‌///این زندگی دنیا چیزی جز سرگرمی و بازی نیست؛ و زندگی واقعی سرای آخرت است، اگر می‌دانستند!///و نیست این زندگانی دنیا جز هوسرانی و بازی و همانا خانه بازپسین است زندگانی اگر بدانند///و این زندگی دنیا جز بازدارنده‌ای (از حق) و بازیچه‌ای بیش نیست و به‌راستی خانه‌ی آخرین - اگر می‌دانسته‌اند - بی‌گمان همان زندگی پرحرکت و پر برکت (حقیقی) است. quran_en_fa Now, if they embark on a boat, they call on Allah, making their devotion sincerely (and exclusively) to Him; but when He has delivered them safely to (dry) land, behold, they give a share (of their worship to others)!- [مشرکان تا در امنیت و آسایشند، بر آیین شرک تعصب دارند،] پس زمانی که در کشتی سوار می‌شوند [و در وسط دریا امواج خطرناک آنان را محاصره می‌کند] خدا را در حالی که ایمان و عبادت را برای او [از هرگونه شرکی] خالص می‌کنند، می‌خوانند، و چون به سوی خشکی نجاتشان می‌دهیم به ناگاه به آیین شرک روی می‌آورند،///[مشرکان تا در امنیت و آسایشند، بر آیین شرک تعصب دارند،] پس زمانی که در کشتی سوار می‌شوند [و در وسط دریا امواج خطرناک آنان را محاصره می‌کند] خدا را در حالی که ایمان و عبادت را برای او [از هرگونه شرکی] خالص می‌کنند، می‌خوانند، و چون به سوی خشکی نجاتشان می‌دهیم به ناگاه به آیین شرک روی می‌آورند،///چون به کشتى نشستند خدا را با اخلاص در دین او خواندند و چون نجاتشان داد و به خشکى آورد، شرک آوردند؛///و هنگامى که بر کشتى سوار مى‌شوند، خدا را با اخلاص در دین مى‌خوانند، و آن‌گاه که نجاتشان داد و به خشکى آورد، به ناگاه همانها شرک مى‌ورزند///و هنگامى که بر کشتى سوار مى‌شوند، خدا را پاکدلانه مى‌خوانند، و [لى‌] چون به سوى خشکى رساند و نجاتشان داد، بناگاه شرک مى‌ورزند.///پس هنگامى که بر کشتى سوار شوند [و خطر را احساس کنند،] خدا را با اخلاص مى‌خوانند، [و غیر او را فراموش مى‌کنند،] پس همین که [خداوند] آنان را به سوى خشکى رساند و نجات داد، باز به شرک برمى‌گردند.///این مردم مشرک چون به کشتی نشینند (و به دست امواج خطر افتند در آن حال) تنها خدا را به اخلاص کامل در دین می‌خوانند، و چون از خطر دریا به ساحل نجاتشان رساند (باز به خدای یکتا) مشرک می‌شوند.///و چون سوار بر کشتی شوند خداوند را در حالی که دین خود را برای او پاک و پیراسته می‌دارندبخوانند، ولی آنگاه که آنان را رهانید و به خشکی رسانید، آن وقت است که ایشان شرک می‌ورزند///هنگامی که بر سوار بر کشتی شوند، خدا را با اخلاص می‌خوانند (و غیر او را فراموش می‌کنند)؛ اما هنگامی که خدا آنان را به خشکی رساند و نجات داد، باز مشرک می‌شوند!///پس گاهی که سوار شوند در کشتی خوانند خدا را پاک‌کنندگان برای او دین را تا گاهی که رهانیدشان بسوی دشت ناگهان ایشان شرک ورزند///پس هنگامی که در کشتی سوار شوند، خدا را- با اخلاص دینی (شان) - پاکدلانه می‌خوانند. پس چون سوی خشکی نجاتشان داد، به ناگاه شرک می‌ورزند. quran_en_fa Disdaining ungratefully Our gifts, and giving themselves up to (worldly) enjoyment! But soon will they know. سرانجام به آنچه [از نعمت] به آنان عطا کردیم، ناسپاسی ورزند، و [از زندگی شرک آلودشان] برخوردار شوند؛ سپس [نتیجه این ناسپاسی و زندگی شرک آلود را] خواهند دانست.///سرانجام به آنچه [از نعمت] به آنان عطا کردیم، ناسپاسی ورزند، و [از زندگی شرک آلودشان] برخوردار شوند؛ سپس [نتیجه این ناسپاسی و زندگی شرک آلود را] خواهند دانست.///تا نعمتى را که به آنان عطا کرده بودیم کفران کنند و برخوردار شوند. زودا که خواهند دانست.///آنچه را که به آنها داده‌ایم انکار کنند و از آنچه مى‌خواهند برخوردار شوند، اما به زودى خواهند فهمید///بگذار تا به آنچه بدیشان داده‌ایم انکار آورند و بگذار تا برخوردار شوند، زودا که بدانند.///[بگذار] تا به آنچه به آنان داده‌ایم، ناسپاسى کنند و [از لذت‌هاى زودگذر زندگى] بهره‌مند شوند؛ اما به زودى خواهند فهمید.///تا هر نعمتی را که ما به آنها عطا کرده‌ایم کفران کنند و (تا مدتی) بهره‌مند باشند، اما به زودی خواهند دانست.///تا سرانجام در آنچه به ایشان بخشیده‌ایم کفران پیشه کنند و [از ظواهر زندگی‌] بهره برند، زودا که [حقیقت را] بدانند///(بگذار) آنچه را (از آیات) به آنها داده‌ایم انکار کنند و از لذات زودگذر زندگی بهره گیرند؛ اما بزودی خواهند فهمید!///تا کفر ورزند بدانچه دادیمشان و تا کامیاب شوند پس زود است بدانند///(این بدین مقصود است) تا به آنچه بدیشان داده‌ایم انکار (و انگار) آورند و تا (از دنیا) برخوردار شوند. پس در آینده‌ای دور خواهند دانست. quran_en_fa Do they not then see that We have made a sanctuary secure, and that men are being snatched away from all around them? Then, do they believe in that which is vain, and reject the Grace of Allah? آیا ندانسته‌اند که ما [شهرشان مکه را] حرم امنی قرار داده‌ایم [که در آن با آسایش و آرامش و محفوظ از قتل و غارت زندگی می‌کنند] در حالی که مردم از اطراف آنان [به وسیله دزدان و غارتگران عرب] ربوده می‌شوند؟ پس آیا [با دارا بودن این نعمت باارزش الهی] به باطل می‌گروند و به نعمت خدا کفران می‌ورزند؟!///آیا ندانسته‌اند که ما [شهرشان مکه را] حرم امنی قرار داده‌ایم [که در آن با آسایش و آرامش و محفوظ از قتل و غارت زندگی می‌کنند] در حالی که مردم از اطراف آنان [به وسیله دزدان و غارتگران عرب] ربوده می‌شوند؟ پس آیا [با دارا بودن این نعمت باارزش الهی] به باطل می‌گروند و به نعمت خدا کفران می‌ورزند؟!///آیا ندانسته‌اند که حرم را جاى امن مردم قرار دادیم، حال آنکه مردم در اطرافشان به اسارت ربوده مى‌شوند؟ آیا به باطل ایمان مى‌آورند و نعمت خدا را کفران مى‌کنند؟///آیا ندیدند که ما [مکه را] حرم امنى قرار دادیم و حال آن که مردم پیرامونشان ربوده مى‌شوند [و ناامنى دارند]؟ آیا به باطل ایمان مى‌آورند و به نعمت خدا کافر مى‌شوند///آیا ندیده‌اند که ما [براى آنان‌] حرمى امن قرار دادیم و حال آنکه مردم از حوالى آنان ربوده مى‌شوند؟ آیا به باطل ایمان مى‌آورند و به نعمت خدا کفر مى‌ورزند؟///آیا ندیدند که ما [شهرشان مکه را] حرمى امن قرار دادیم [که در آن با آسایش و آرامش زندگى مى‌کنند]؟ و حال آن که [بیرون از شهر مکه،] مردم از اطرافشان ربوده مى‌شوند. پس آیا [با داشتن این نعمت، باز] به باطل ایمان مى‌آورند و به نعمت خداوند ناسپاسی مى‌ورزند؟///آیا (کافران اهل مکه) ندیدند که آن شهر را حرم امن و امان قرار دادیم در صورتی که از اطرافشان مردم (ضعیف) را به قتل و غارت می‌ربایند؟ آیا باز به باطل می‌گروند و به نعمت خدا کافر می‌شوند؟///آیا ندانسته‌اند که ما حرمی امن [از کعبه‌] قرار داده‌ایم، و حال آنکه مردمان را در پیرامونشان تاراج می‌کردند و می‌ربودند، آیا به باطل ایمان می‌آورند و به نعمت خداوند کفران می‌ورزند؟///آیا ندیدند که ما حرم امنی (برای آنها) قرار دادیم در حالی که مردم را در اطراف آنان (در بیرون این حرم) می‌ربایند؟! آیا به باطل ایمان می‌آورند و نعمت خدا را کفران می‌کنند؟!///آیا نبینند که ما نهادیم حرمی امن و ربوده شوند مردم از پیرامونش آیا به باطل ایمان آرند و به نعمت خدا کفر ورزند///آیا و ندیده‌اند که ما به‌راستی (برای آنان) حرمی سرشار از امن قرار دادیم، حال آنکه مردمان از اطرافشان بس ربوده می‌شوند؟ پس آیا به باطل ایمان می‌آورند و به نعمت خدا کفر و کفران می‌ورزند؟ quran_en_fa And who does more wrong than he who invents a lie against Allah or rejects the Truth when it reaches him? Is there not a home in Hell for those who reject Faith? و کیست ستمکارتر از کسی که دروغی را بر خدا ببندد [که خدا بتان را شریک خود گرفته؟] یا حق را زمانی که به سویش آمد تکذیب کند؟ آیا در دوزخ جایگاهی برای کافران نیست؟///و کیست ستمکارتر از کسی که دروغی را بر خدا ببندد [که خدا بتان را شریک خود گرفته؟] یا حق را زمانی که به سویش آمد تکذیب کند؟ آیا در دوزخ جایگاهی برای کافران نیست؟///پس کیست ستمکارتر از آن که بر خدا دروغ مى‌بندد یا به هنگامى که حق به سوى او آید تکذیبش مى‌کند؟ آیا در جهنم جایگاهى براى کافران نیست؟///و کیست ستمکارتر از آن که بر خدا دروغ بندد یا حق را آن‌گاه که به سوى او آمد تکذیب کند؟ آیا کافران را در جهنم جایگاهى نیست///و کیست ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ بندد یا چون حق به سوى او آید آن را تکذیب کند؟ آیا جاى کافران [در] جهنم نیست؟///و کیست ستمکارتر از کسى که بر خدا دروغ بندد، یا هنگامى که حق به سراغش آمد، آن را تکذیب کند؟ آیا در دوزخ براى کافران، جایگاهى نیست؟///آیا هیچ کس از آن که بر خدا دروغ بست و (رسول) حق را که برای (هدایت) او آمد تکذیب کرد (در عالم) ستمکارتر هست؟ آیا جایگاه کافران (ستمکار) در آتش دوزخ نیست؟///و کیست ستمکارتر از کسی که بر خداوند دروغ بندد یا حق را چون به سراغش آید تکذیب کند، آیا جایگاه کافران در دوزخ نیست؟///چه کسی ستمکارتر از آن کس است که بر خدا دروغ بسته یا حق را پس از آنکه به سراغش آمده تکذیب نماید؟! آیا جایگاه کافران در دوزخ نیست؟!///و کیست ستمگرتر از آنکه بست بر خدا دروغی یا دروغ پنداشت حق را گاهی که آمدش آیا نیست در دوزخ جایگاهی برای کافران‌///و کیست ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغی را افترا بندد، یا هنگامی که حق سوی او آید آن را به همان وسیله تکذیب کند. آیا پناهگاه کافران در جهنم نیست‌؟ quran_en_fa And those who strive in Our (cause),- We will certainly guide them to our Paths: For verily Allah is with those who do right. و کسانی که برای [به دست آوردن خشنودی] ما [با جان و مال] کوشیدند، بی تردید آنان را به راه‌های خود [راه رشد، سعادت، کمال، کرامت، بهشت و مقام قرب] راهنمایی می‌کنیم؛ و یقینا خدا با نیکوکاران است.///و کسانی که برای [به دست آوردن خشنودی] ما [با جان و مال] کوشیدند، بی تردید آنان را به راه‌های خود [راه رشد، سعادت، کمال، کرامت، بهشت و مقام قرب] راهنمایی می‌کنیم؛ و یقینا خدا با نیکوکاران است.///کسانى را که در راه ما مجاهدت کنند، به راه‌هاى خویش هدایتشان مى‌کنیم، و خدا با نیکوکاران است.///و کسانى که در راه ما مجاهدت کنند، به یقین آنها را به راه‌هاى خود هدایت مى‌کنیم، و بى‌تردید خدا با نیکوکاران است///و کسانى که در راه ما کوشیده‌اند، به یقین راه‌هاى خود را بر آنان مى‌نماییم و در حقیقت، خدا با نیکوکاران است.///و کسانى که در [راه] ما [خالصانه با نفس خود یا دشمن ما] جهاد کردند، بى‌تردید آنان را به راه‌هاى خود، راهنمایى مى‌کنیم. و همانا خداوند با نیکوکاران است.///و آنان که در (راه) ما (به جان و مال) جهد و کوشش کردند محققا آنها را به راه‌های (معرفت و لطف) خویش هدایت می‌کنیم، و همیشه خدا یار نکوکاران است.///و کسانی را که در حق ما کوشیده‌اند به راههای خاص خویش رهنمون می‌شویم، و بی‌گمان خداوند با نیکوکاران است‌///و آنها که در راه ما (با خلوص نیت) جهاد کنند، قطعا به راه‌های خود، هدایتشان خواهیم کرد؛ و خداوند با نیکوکاران است.///و آنان که بکوشند در راه ما هر آینه بنمایانیمشان راه‌های خویش را همانا خدا است با نکوکاران‌///و کسانی که در (راه) ما کوشیدند، به یقین راه‌های راهوار خود را همچنان برایشان رهبری می‌کنیم. بی‌گمان خدا به‌راستی با نیکوکاران است. quran_en_fa A. L. M. الم///الم///الف، لام، میم.///الف، لام، میم///الف، لام، میم.///الف، لام، میم.///الم (اشاره به اسماء یا اسرار کتاب الهی است).///الم [الف لام میم‌]///الم‌///الم///الم. quran_en_fa The Roman Empire has been defeated- رومیان مغلوب شدند،///رومیان مغلوب شدند،///رومیان مغلوب شدند،///رومیان مغلوب شدند///رومیان شکست خوردند،///رومیان [از ایرانیان] شکست خوردند،///رومیان، مغلوب (فارسیان) شدند.///روم شکست خورد///رومیان مغلوب شدند!///شکست خوردند روم///رومیان شکست خوردند: quran_en_fa In a land close by; but they, (even) after (this) defeat of theirs, will soon be victorious- در نزدیک‌ترین سرزمین [خود به حجاز که نواحی شام است]، و آنان پس از مغلوب شدنشان به زودی پیروز خواهند شد،///در نزدیک‌ترین سرزمین [خود به حجاز که نواحی شام است]، و آنان پس از مغلوب شدنشان به زودی پیروز خواهند شد،///در نزدیک این سرزمین. و پس از مغلوب شدن بار دیگر غالب خواهند شد،///در نزدیک‌ترین [نقطه این‌] سرزمین، ولى آنها بعد از شکستشان، به زودى پیروز خواهند شد///در نزدیکترین سرزمین، و [لى‌] بعد از شکستشان، در ظرف چند سالى، به زودى پیروز خواهند گردید.///[این شکست،] در نزدیک‌ترین سرزمین [رخ داد]؛ ولى آنان بعد از مغلوب شدن، در آینده‌ى نزدیکى پیروز خواهند شد.///در (جنگی که به) نزدیکترین زمین (به دیار عرب واقع شد که حوالی شام یا اطراف جزیره باشد) و آنها پس از مغلوب شدن فعلی به زودی (بر فارسیان) غلبه خواهند کرد.///در نزدیکترین سرزمین [به شما]، و ایشان بعد از مغلوب شدنشان به زودی غالب خواهند شد///(و این شکست) در سرزمین نزدیکی رخ داد؛ اما آنان پس از (این) مغلوبیت بزودی غلبه خواهند کرد …///در نزدیکترین سرزمین و ایشان پس از شکستشان زود است پیروز شوند///در نزدیکترین سرزمین (به مکه). و (اما) بعد از شکستشان، به زودی پیروز خواهند گردید؛ quran_en_fa Within a few years. With Allah is the Decision, in the past and in the Future: on that Day shall the Believers rejoice- [البته] در ظرف چند سال. عاقبت و نتیجه کار پیش [از مغلوب شدن رومیان] و پس [از پیروزی رومیان] فقط در سیطره اراده و فرمان خداست، و آن روز [که رومیان پیروز شوند] مؤمنان شادمان و خوشحال خواهند شد،///[البته] در ظرف چند سال. عاقبت و نتیجه کار پیش [از مغلوب شدن رومیان] و پس [از پیروزی رومیان] فقط در سیطره اراده و فرمان خداست، و آن روز [که رومیان پیروز شوند] مؤمنان شادمان و خوشحال خواهند شد،///در مدت چند سال. فرمان، فرمان خداست؛ چه پیش از پیروزى و چه بعد از آن. و در آن روز مؤمنان شادمان مى‌شوند،///در ظرف چند سال. امر، امر خداست چه پیش [از پیروزى‌] و چه بعد [از پیروزى‌] و در آن روز مؤمنان شاد مى‌گردند/// [فرجام‌] کار در گذشته و آینده از آن خداست، و در آن روز است که مؤمنان از یارى خدا شاد مى‌گردند.///[این پیروزى،] در چند سال [آینده خواهد بود]، پیش از این و بعد از این، کار، تنها به دست خداست. و در آن روز مؤمنان [با تحقق یافتن پیشگویی الهی، اطمینان می‌یابند و] شادمان خواهند شد،///(این غلبه رومیان) در اند سالی خواهد شد (و بدانید که این حادثه و) کلیه امور عالم از قبل از این و بعد از این همه به دست خداست، و آن روز (که رومیان فاتح شوند چون بعد از آن خدا وعده یاری به اهل اسلام داده) مؤمنان شاد می‌شوند.///در عرض چند سال، چرا که امر در گذشته و آینده با خداوند است، و در چنین روزی مؤمنان شادمان شوند///در چند سال همه کارها از آن خداست؛ چه قبل و چه بعد (از این شکست و پیروزی)؛ و در آن روز، مؤمنان (بخاطر پیروزی دیگری) خوشحال خواهند شد …///در چند سال برای خدا است کار از پیش و از پس و در آن روز خرسند شوند مؤمنان‌///در ظرف چند سالی. هر کار، فرمان و چیزی -از گذشته و آینده- تنها از خداست و در چنان روزی است که مؤمنان شاد می‌گردند، quran_en_fa With the help of Allah. He helps whom He will, and He is exalted in might, most merciful. به سبب نصرت و یاری خدا، [آری او] هرکس را بخواهد یاری می‌دهد، و تنها او توانای شکست ناپذیر و مهربان است.///به سبب نصرت و یاری خدا، [آری او] هرکس را بخواهد یاری می‌دهد، و تنها او توانای شکست ناپذیر و مهربان است.///به یارى خدا. خدا هر کس را که بخواهد یارى مى‌کند، زیرا پیروزمند و مهربان است.///به نصرت الهى. هر که را خواهد یارى مى‌دهد، و اوست شکست ناپذیر مهربان. در ظرف چند سال «بضع مدتى میان سه و نه است». لله الامر: حکم و فرمان از آن خداست. یومئذ: در آن روز. یفرح: شاد مى‌شود. یفرح المؤمنون بنصر الله: خوشحال مى‌شوند مؤمنان به خاطر یارى خدا.///هر که را بخواهد یارى مى‌کند، و اوست شکست‌ناپذیر مهربان.///به سبب نصرت و یارى خدا. [آرى، او] هر کس را بخواهد یارى مى‌دهد، و او شکست‌ناپذیر و مهربان است.///به یاری خدا، که خدا هر که را بخواهد نصرت و فیروزی می‌بخشد و اوست که مقتدر و مهربان است.///به نصرت الهی، که هر کس را بخواهد یاری می‌کند، و او پیروزمند مهربان است‌///به سبب یاری خداوند؛ و او هر کس را بخواهد یاری می‌دهد؛ و او صاحب قدرت و رحیم است!///به یاری خدا یاری کند هر که را خواهد و او است عزتمند مهربان‌///به یاری خدا. (و او) کسی را که بخواهد یاری می‌کند و او عزیز رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa (It is) the promise of Allah. Never does Allah depart from His promise: but most men understand not. خدا این وعده را داده است؛ و خدا از وعده‌اش تخلف نمی‌کند، ولی بیشتر مردم معرفت و شناخت [نسبت به وفای قطعی خدا در مورد وعده‌اش] ندارند.///خدا این وعده را داده است؛ و خدا از وعده‌اش تخلف نمی‌کند، ولی بیشتر مردم معرفت و شناخت [نسبت به وفای قطعی خدا در مورد وعده‌اش] ندارند.///خدا وعده داده است و وعده خود خلاف نکند، ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///وعده‌ى خداست. خدا وعده‌اش را خلاف نمى‌کند، و لیکن بیشتر مردم نمى‌دانند///وعده خداست. خدا وعده‌اش را خلاف نمى‌کند، ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///[این،] وعده‌ى الهى است. خداوند از وعده‌اش تخلف نمى‌کند؛ ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///این وعده خداست که خدا هرگز خلاف وعده نکند، و لیکن اکثر مردم (از این حقیقت) آگاه نیستند.///[این‌] وعده الهی است و خداوند در وعده خویش خلاف نمی‌کند ولی بیشترینه مردم نمی‌دانند///این وعده‌ای است که خدا کرده؛ و خداوند هرگز از وعده‌اش تخلف نمی‌کند؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند!///وعده خدا است و نشکند خدا وعده خویش را لیکن بیشتر مردم نمی‌دانند///وعده‌ی (یاری) خدا را (بپذیر). خدا وعده‌اش را خلاف نمی‌کند ولی بیشتر مردم نمی‌دانند. quran_en_fa They know but the outer (things) in the life of this world: but of the End of things they are heedless. [تنها] ظاهری [محسوس] از زندگی دنیا را می‌شناسند و آنان از آخرت [که سرای ابدی و دارای نعمت‌های جاودانی و حیات سرمدی است] بی خبرند.///[تنها] ظاهری [محسوس] از زندگی دنیا را می‌شناسند و آنان از آخرت [که سرای ابدی و دارای نعمت‌های جاودانی و حیات سرمدی است] بی خبرند.///آنان به ظاهر زندگى دنیا آگاهند و از آخرت بى‌خبرند.///از زندگى دنیا ظاهرى را مى‌شناسند و آنها از آخرت بى‌خبرند///از زندگى دنیا، ظاهرى را مى‌شناسند، و حال آنکه از آخرت غافلند.///[مردم] فقط ظاهرى از زندگى دنیا را مى‌شناسند، و آنان از آخرت غافلند.///(اکثر) آنان به امور ظاهری از زندگی دنیا آگاهند و از عالم آخرت (و وعده ثواب و عقاب حق) به کلی بی‌خبرند.///فقط ظاهری از زندگانی دنیا را می‌دانند و ایشان از آخرت غافلند///آنها فقط ظاهری از زندگی دنیا را می‌دانند، و از آخرت (و پایان کار) غافلند!///می‌دانند روئی (ظاهری) را از زندگانی دنیا و ایشانند از آخرت ناآگهان‌///از زندگی دنیا (تنها) ظاهری (ناچیز) را می‌دانند، حال آنکه ایشان از آخرت، (هم) اینان غافلانند. quran_en_fa Do they not reflect in their own minds? Not but for just ends and for a term appointed, did Allah create the heavens and the earth, and all between them: yet are there truly many among men who deny the meeting with their Lord (at the Resurrection)! آیا در [خلوت] درون خود نیندیشیده‌اند؟ [که] خدا آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آنهاست، جز به حق و راستی و برای مدتی معین نیافریده است؛ و همانا بسیاری از مردم به دیدار [قیامت و محاسبه اعمال به وسیله] پروردگارشان کافرند.///آیا در [خلوت] درون خود نیندیشیده‌اند؟ [که] خدا آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آنهاست، جز به حق و راستی و برای مدتی معین نیافریده است؛ و همانا بسیاری از مردم به دیدار [قیامت و محاسبه اعمال به وسیله] پروردگارشان کافرند.///آیا با خود نمى‌اندیشند که خدا آسمانها و زمین را و هر چه را میان آنهاست، جز به حق و تا مدتى محدود، نیافریده است؟ و بسیارى از مردم به دیدار پروردگارشان ایمان ندارند.///آیا پیش خود نیندیشیده‌اند که خدا آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آن دو است، جز به حق و تا سر آمدى معین، نیافریده است؟ و [با این همه‌] بسیارى از مردم ملاقات پروردگارشان را سخت منکرند///آیا در خودشان به تفکر نپرداخته‌اند؟ خداوند آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است، جز به حق و تا هنگامى معین، نیافریده است، و [با این همه‌] بسیارى از مردم لقاى پروردگارشان را سخت منکرند.///آیا آنان با خود نیندیشیده‌اند [که‌] خداوند آسمان‌ها و زمین، و آنچه را میان آن دو است، جز بر اساس حق و برنامه زمانی معینى نیافریده است؟ و بى‌شک بسیارى از مردم به دیدار پروردگارشان [در قیامت] کفر مى‌ورزند.///آیا در پیش نفوس خود تفکر نکردند (تا بدین حکمت پی‌برند) که خدا آسمانها و زمین و هر چه در بین آنهاست همه را جز به حق (و برای حکمت و مصلحت) و به وقت (و حد) معین نیافریده است؟ و بسیاری از مردم به شهود و لقای خدا (در عالم غیب و وعده ثواب و عقاب بهشت و دوزخ و قیامت) به کلی کافر و بی‌عقیده‌اند.///آیا در دلهای خویش نیندیشیده‌اند که خداوند آسمانها و زمین را و آنچه ما بین آنهاست، جز به حق و سرآمد معین نیافریده است، و بی‌گمان بسیاری از مردم لقای پروردگارشان را منکرند///آیا آنان با خود نیندیشیدند که خداوند، آسمانها و زمین و آنچه را میان آن دو است جز بحق و برای زمان معینی نیافریده است؟! ولی بسیاری از مردم (رستاخیز و) لقای پروردگارشان را منکرند!///آیا نیندیشیدند پیش خود که نیافریده است خدا آسمانها و زمین و آنچه را میان آنها است جز به حق و سرآمدی نامبرده و هر آینه بیشی از مردمند به ملاقات پروردگار خویش کافران‌///آیا و در خودهاشان اندیشه‌نکرده‌اند؟ (که) خدا آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آن دو است، جز به تمامی حق و برای سررسیدی یاد شده [: معین] نیافریده است؟ و بی‌گمان بسیاری از مردمان به لقای پروردگارشان سخت کافرند. quran_en_fa Do they not travel through the earth, and see what was the end of those before them? They were superior to them in strength: they tilled the soil and populated it in greater numbers than these have done: there came to them their messengers with Clear (Signs). (Which they rejected, to their own destruction): It was not Allah Who wronged them, but they wronged their own souls. آیا [به غفلت نانی می‌خورند و بی خبر به سر می‌برند و] در زمین گردش نکرده‌اند تا با تأمل بنگرند سرانجام کسانی که پیش از اینان بودند چگونه بود؟ آنان قوی‌تر و نیرومندتر از اینان بودند، و زمین را [برای هدف‌های گوناگون] زیر و رو کردند و آن را بیش از آنچه اینان آبادش کردند، آباد نمودند، و پیامبرانشان دلایل روشن برای آنان آوردند [ولی به سبب تکذیب پیامبرانشان هلاک شدند]؛ پس خدا بر آن نبود که به آنان ستم کند، ولی آنان بودند که به خودشان ستم می‌کردند.///آیا [به غفلت نانی می‌خورند و بی خبر به سر می‌برند و] در زمین گردش نکرده‌اند تا با تأمل بنگرند سرانجام کسانی که پیش از اینان بودند چگونه بود؟ آنان قوی‌تر و نیرومندتر از اینان بودند، و زمین را [برای هدف‌های گوناگون] زیر و رو کردند و آن را بیش از آنچه اینان آبادش کردند، آباد نمودند، و پیامبرانشان دلایل روشن برای آنان آوردند [ولی به سبب تکذیب پیامبرانشان هلاک شدند]؛ پس خدا بر آن نبود که به آنان ستم کند، ولی آنان بودند که به خودشان ستم می‌کردند.///آیا در زمین نمى‌گردند، تا بنگرند که چگونه بوده است عاقبت کسانى که پیش از آنها مى‌زیسته‌اند؟ کسانى که توانشان بیشتر بوده است و زمین را به شخم زدن زیر و رو کرده و بیشتر از ایشان آبادش ساخته بودند و پیامبرانى با معجزه‌ها بر آنها مبعوث شده بود. خدا به ایشان ستم نمى‌کرد، آنان خود به خویشتن ستم مى‌کردند.///آیا در زمین نگردیدند تا ببینند عاقبت کسانى که پیش از آنها بودند، چگونه شد؟ آنها بسى نیرومندتر از ایشان بودند، و زمین را زیر و رو کردند و بیش از آنچه آنها آبادش کردند آن را آباد ساختند، و پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان آوردند. بنابر این خدا بر آن نبو///آیا در زمین نگردیده‌اند تا ببینند فرجام کسانى که پیش از آنان بودند، چگونه بوده است؟ آنها بس نیرومندتر از ایشان بودند، و زمین را زیر و رو کردند و بیش از آنچه آنها آبادش کردند آن را آباد ساختند، و پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان آوردند. بنابراین خدا بر آن نبود که بر ایشان ستم کند، لیکن خودشان بر خود ستم مى‌کردند.///آیا در زمین نگشتند تا ببینند عاقبت کسانى که پیش از آنان بودند، چگونه بود؟ آنها نیرومندتر از اینان بودند و زمین را زیر و رو کردند، و بیش از اینان، آن را آباد ساختند. و پیامبرانشان همراه با دلایل روشن به سراغشان آمدند، [اما آنها انکار کردند و به قهر خدا گرفتار شدند،] پس خدا بر آن نبود که به آنان ستم کند، بلکه آنها خود به خویش ستم می‌کردند.///آیا در زمین سیر نکردند تا ببینند که عاقبت کار پیشینیانشان (چون قوم عاد و ثمود) چه شد؟ در صورتی که از اینها بسیار تواناتر بودند و بیش از اینها در زمین کشتزار ساختند و کاخ و عمارت برافراشتند و پیامبرانشان با آیات و معجزات برای (هدایت) آنان آمدند (لیکن چون نپذیرفتند همه به کیفر کفر هلاک شدند). و خدا درباره آنها هیچ ستم نکرد بلکه آنها خود در حق خویش ستم می‌کردند.///آیا در زمین سیر و سفر نکرده‌اند که بنگرند چگونه بوده است سرانجام کسانی که پیش از آنان بودند آنان از ایشان نیرومندتر بودند، و زمین را کندوکاو کردند و بیش از آنچه آنان آباد ساخته بودند، آباد کردند، و پیامبرانشان برایشان پدیده‌های شگرف آوردند، و [سرانجام‌] خداوند بر آنان ستم نکرد، بلکه خود در حق خویش ستم کردند///آیا در زمین گردش نکردند تا ببینند عاقبت کسانی که قبل از آنان بودند چگونه بود؟! آنها نیرومندتر از اینان بودند، و زمین را (برای زراعت و آبادی) بیش از اینان دگرگون ساختند و آباد کردند، و پیامبرانشان با دلایل روشن به سراغشان آمدند (اما آنها انکار کردند و کیفر خود را دیدند)؛ خداوند هرگز به آنان ستم نکرد، آنها به خودشان ستم می‌کردند!///آیا نمی‌گردند در زمین تا بنگرند چگونه بود فرجام آنان که بودند پیش از ایشان بودند سخت‌تر از ایشان در نیرو و کاویدند زمین را (یا شخم زدند) و آبادان ساختندش بیشتر از آنچه اینان آباد کردندش و بیامدندشان پیمبرانشان به روشنائیها پس نبود خدا ستم کند بر ایشان لیکن بودند خویشتن را ستم می‌کردند///آیا و در زمین نگردیده‌اند تا ببینند فرجام کسانی را که پیش از آنان بودند، چگونه بوده است‌؟ آنان بس نیرومندتر از اینان بودند و زمین را زیر و زبر کردند و بیش از آنچه آنها آبادش کردند آن را آباد ساختند و پیامبرانشان دلایل آشکار را برایشان آوردند. پس خدا (هرگز و هیچ گاه) بر آن نبوده است که بدیشان ستم کند، لیکن ایشان بر خودهاشان ستم می‌کرده‌اند. quran_en_fa In the long run evil in the extreme will be the End of those who do evil; for that they rejected the Signs of Allah, and held them up to ridicule. آن گاه بدترین سرانجام، سرانجام کسانی بود که مرتکب زشتی شدند به سبب اینکه آیات خدا را تکذیب کردند و همواره آنها را به مسخره می‌گرفتند.///آن گاه بدترین سرانجام، سرانجام کسانی بود که مرتکب زشتی شدند به سبب اینکه آیات خدا را تکذیب کردند و همواره آنها را به مسخره می‌گرفتند.///سپس عاقبت آن کسان که مرتکب کارهاى بد شدند ناگوارتر بود. زیرا اینان آیات خدا را دروغ انگاشتند و آنها را به مسخره گرفتند.///آن‌گاه عاقبت کسانى که زشتکارى کردند، این شد که آیات خدا را تکذیب کردند و آنها را به ریشخند مى‌گرفتند///آنگاه فرجام کسانى که بدى کردند [بسى‌] بدتر بود، [چرا] که آیات خدا را تکذیب کردند و آنها را به ریشخند مى‌گرفتند.///سپس سرانجام کسانى که زشت­کارى کردند، این شد که آیات خدا را تکذیب کردند و همواره آن را به مسخره مى‌گرفتند.///آخر سرانجام کار آنان که بسیار به اعمال زشت و کردار بد پرداختند این شد که آیات خدا را تکذیب و تمسخر کردند (زیرا معصیت، دل را تاریک کند و چون بسیار شود به ظلمت کفر انجامد).///سپس سرانجام کسانی که بد عملی کرده بودند، بدتر شد چرا که آیات الهی را انکار و به آنها استهزاء می‌کردند///سپس سرانجام کسانی که اعمال بد مرتکب شدند به جایی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به مسخره گرفتند!///پس شد فرجام آنان که بدی کردند آنکه دروغ پنداشتند آیتهای خدا را و بودند بدانها مسخره‌کنان‌///سپس فرجام کسانی که بد را بدترین کردند، این بود که با آیات خدا (همان‌ها و خدا را) تکذیب کردند، در حالی‌که آنها را همواره به مسخره می‌گرفته‌اند. quran_en_fa It is Allah Who begins (the process of) creation; then repeats it; then shall ye be brought back to Him. خدا مخلوقات را می‌آفریند، سپس آنان را [بعد از مرگشان] باز می‌گرداند، آن گاه به سوی او باز گردانده می‌شوید،///خدا مخلوقات را می‌آفریند، سپس آنان را [بعد از مرگشان] باز می‌گرداند، آن گاه به سوی او باز گردانده می‌شوید،///خدا موجودات را مى‌آفریند، آنگاه دیگر بارشان بازمى‌گرداند، آنگاه همه به سوى او بازگردانده مى‌شوید.///خداوند آفرینش را آغاز مى‌کند و سپس آن را باز مى‌گرداند و سپس شما به سوى او بازگردانده مى‌شوید///خداست که آفرینش را آغاز و سپس آن را تجدید مى‌کند، آنگاه به سوى او بازگردانیده مى‌شوید.///خداوند آفرینش را آغاز مى‌کند، سپس آن را بازمى‌گرداند، آن‌گاه به سوى او بازگردانده مى‌شوید.///خداست که خلق را نخست (از عدم) پدید آرد و باز (پس از مرگ و فنا) باز گرداند و همه به حضرت او بازگردانیده می‌شوید.///خداوند است که آفرینش را آغاز کرده است، سپس آن را باز می‌گرداند، سپس به سوی او باز گردانده می‌شوید///خداوند آفرینش را آغاز می‌کند، سپس آن را بازمی‌گرداند، سپس شما را بسوی او باز می‌گردانند!///خدا آغاز کند آفرینش را پس بازگرداندش و سپس بسویش بازگردانیده شوید///خدا آفرینش را آغاز و سپس آن را تجدید می‌کند. سپس تنها سوی او بازگردانیده می‌شوید. quran_en_fa On the Day that the Hour will be established, the guilty will be struck dumb with despair. و روزی که قیامت برپا شود گنهکاران [از شدت سختی و هولناکی آن اندوهگین گردند و به علت پذیرفته نشدن بهانه و عذرشان از رحمت خدا] مأیوس شوند،///و روزی که قیامت برپا شود گنهکاران [از شدت سختی و هولناکی آن اندوهگین گردند و به علت پذیرفته نشدن بهانه و عذرشان از رحمت خدا] مأیوس شوند،///روزى که قیامت برپا شود، گناهکاران حیرت‌زده بمانند.///و روزى که قیامت برپا شود مجرمان [از همه جا] ناامید مى‌شوند///و روزى که قیامت برپا شود مجرمان نومید مى‌گردند.///و روزى که قیامت برپا مى‌شود، تبهکاران نومید و غمگین مى‌شوند.///و روزی که ساعت قیامت بر پا شود بدکاران نومید و اندوهگین شوند.///روزی که قیامت برپا شود، گناهکاران نومید شوند///آن روز که قیامت برپا می‌شود، مجرمان در نومیدی و غم و اندوه فرو می‌روند!///و روزی که بپاشود ساعت سراسیمه شوند گنهکاران‌///و روزی که ساعت [: قیامت] بر پا شود، مجرمان (از بد حادثه) بسی اندوهگین می‌گردند. quran_en_fa No intercessor will they have among their "Partners" and they will (themselves) reject their "Partners". و از معبودانشان [که آنها را کورکورانه می‌پرستیدند] برای آنان شفیعانی نخواهد بود، و آنان معبودانشان را [از روی واقعیت] انکار می‌کنند،///و از معبودانشان [که آنها را کورکورانه می‌پرستیدند] برای آنان شفیعانی نخواهد بود، و آنان معبودانشان را [از روی واقعیت] انکار می‌کنند،///ایشان را از میان بتانشان شفیعانى نیست. و دیگر به بتان خود باور ندارند.///و براى آنها از شریکانشان شفیعانى نخواهد بود و منکر شریکان خود مى‌شوند///و براى آنان از شریکانشان شفیعانى نیست، و خود منکر شریکان خود مى‌شوند.///و براى آنان از شریکانشان شفیعانى نخواهد بود، و به شریکان خود کافر مى‌شوند.///و هیچ شفیع و مددکاری بر خود از آنان که شریک حق گرفتند نمی‌یابند بلکه به آن شریکان و خدایان باطل کافر می‌شوند.///و برای آنان از شریکانی که قائل بودند، کسی شفیعشان نباشد، و خود به شریکانی که قائل بودند، منکر [و بی‌اعتقاد] شوند///و برای آنان شفیعانی از معبودانشان نخواهد بود، و نسبت به معبودهایی که آنها را همتای خدا قرار داده بودند کافر می‌شوند!///و نبود ایشان را از شریکانشان شفاعت‌کنندگانی و بودند به شریکان خویش کفرورزان‌///و برایشان از شریکانشان شفیعانی نبوده و خودشان (نیز) به شریکانشان (در عمق فطری و عقلانی از) کافران بوده‌اند. quran_en_fa On the Day that the Hour will be established,- that Day shall (all men) be sorted out. و روزی که قیامت برپا شود آن روز [همه] از هم جدا می‌شوند،///و روزی که قیامت برپا شود آن روز [همه] از هم جدا می‌شوند،///و چون قیامت برپا شود، در آن روز از یکدیگر ببرند.///و روزى که رستاخیز برپا شود، آن روز [بهشتیان و دوزخیان‌] از هم جدا مى‌شوند///و روزى که رستاخیز برپا گردد، آن روز [مردم‌] پراکنده مى‌شوند.///و روزى که قیامت برپا مى‌شود، در آن روز [مردم] از هم جدا مى‌شوند.///و روزی که ساعت قیامت بر پا شود در آن روز خلایق (بر حسب مراتب طاعت و معرفت و کفر و عصیان) فرقه فرقه شوند.///و روزی که قیامت برپا شود، آنگاه است که از هم جدا شوند///آن روز که قیامت برپا می‌گردد، (مردم) از هم جدا می‌شوند؛///و روزی که بپاشود ساعت در آن روز پراکنده شوند///و روزی که رستاخیز بر پا گردد، در آن هنگام (و هنگامه) پراکنده می‌شوند. quran_en_fa Then those who have believed and worked righteous deeds, shall be made happy in a Mead of Delight. اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، آنان را در بوستانی [سرسبز و خرم] مسرور وشادمان می‌دارند.///اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، آنان را در بوستانی [سرسبز و خرم] مسرور وشادمان می‌دارند.///اما آنها که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند، در باغى به شادمانى پردازند.///اما کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کردند، در گلستانى شادمان مى‌گردند///اما کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، در گلستانى، شادمان مى‌گردند.///پس کسانى که ایمان آوردند و کارهاى نیکو کردند، آنان در باغى [از بهشت] شادمان خواهند بود.///اما آن فرقه که ایمان آوردند و به نیکوکاری پرداختند مسرور (و محترم) به باغ بهشت منزل گیرند.///اما کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، ایشان در بوستانی سرخوشند///اما آنان که ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادند، در باغی از بهشت شاد و مسرور خواهند بود.///پس آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند ایشانند در چمنزاری شادمان‌///پس اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند. در نتیجه آنان در باغستانی (فرح‌بخش) با پیامدی خوشایند خواهند بود. quran_en_fa And those who have rejected Faith and falsely denied our Signs and the meeting of the Hereafter,- such shall be brought forth to Punishment. و اما کسانی که کفر ورزیده و آیات ما و دیدار آخرت را تکذیب کرده‌اند، احضارشدگان در عذاب اند.///و اما کسانی که کفر ورزیده و آیات ما و دیدار آخرت را تکذیب کرده‌اند، احضارشدگان در عذاب اند.///و اما آنهایى که کافر شده‌اند و آیات ما را تکذیب مى‌کنند و دیدار آخرت را دروغ مى‌انگارند، همه را در عذاب حاضر آرند.///و اما کسانى که کافر شده و آیات ما و دیدار آخرت را تکذیب کردند، همه در عذاب [الهى‌] احضار شدگانند///و اما کسانى که کافر شده و آیات ما و دیدار آخرت را به دروغ گرفته‌اند، پس آنان در عذاب حاضر آیند.///و اما کسانى که کفر ورزیدند و آیات ما و دیدار آخرت را تکذیب کردند، پس آنها به عذاب فراخوانده مى‌شوند.///و اما آن فرقه که کافر شدند و آیات ما و دیدار آخرت را تکذیب کردند آنان را (برای کیفر) در عذاب دوزخ حاضر کنند.///و اما کسانی که کفرورزیده و آیات ما و لقای آخرت را تکذیب کرده‌اند، اینانند که در عذاب حاضر کرده شوند///و اما آنان که به آیات ما و لقای آخرت کافر شدند، در عذاب الهی احضار می‌شوند.///و اما آنان که کفر ورزیدند و دروغ پنداشتند آیتهای ما را و رسیدن را به آخرت آنانند در عذاب احضارشدگان‌///و اما کسانی که کافر شدند و آیاتمان و دیدار آخرت را تکذیب کردند آنان در عذاب حاضرشدگانند. quran_en_fa So (give) glory to Allah, when ye reach eventide and when ye rise in the morning; پس خدا را هنگامی که وارد شب می‌شوید و هنگامی که به صبح در می‌آیید، تسبیح گویید،///پس خدا را هنگامی که وارد شب می‌شوید و هنگامی که به صبح در می‌آیید، تسبیح گویید،///خدا را بستایید بدان هنگام که به شب درمى‌آیید و بدان هنگام که به صبح درمى‌آیید.///پس حمد و ثنا براى خداست آن‌گاه که به شامگاه مى‌رسید و آن‌گاه که صبح مى‌کنید///پس خدا را تسبیح گویید آنگاه که به عصر درمى‌آیید و آنگاه که به بامداد درمى‌شوید.///پس پاکی سزاوار خداست، هنگامى که وارد شب مى‌شوید و هنگامى که به صبح درمى‌آیید.///پس خدا را هنگام شام و صبحگاه (در نماز مغرب و صبح) تسبیح و ستایش گویید.///پس هنگامی که در شامگاه یا در بامداد وارد شوید خداوند را تسبیح گویید///منزه است خداوند به هنگامی که شام می‌کنید و صبح می‌کنید؛///پس منزه است (یا منزه شمرید) خدا را هنگامی که شام کنید و هنگامی که بامداد کنید///پس خدا را تسبیح (گویید)، آن‌گاه که به عصر در می‌آیید و آن‌گاه که به بامداد در می‌شوید. quran_en_fa Yea, to Him be praise, in the heavens and on earth; and in the late afternoon and when the day begins to decline. همه ستایش‌ها در آسمان‌ها و زمین ویژه اوست و شب و آن گاه که وارد ظهر می‌شوید [نیز خدا را تسبیح گویید.]///همه ستایش‌ها در آسمان‌ها و زمین ویژه اوست و شب و آن گاه که وارد ظهر می‌شوید [نیز خدا را تسبیح گویید.]///سپاس او راست در آسمانها و زمین، به هنگام شب و به هنگامى که به نیمروز مى‌رسید.///و ستایش از آن اوست در آسمان‌ها و زمین و شامگاهان و وقتى که ظهر مى‌کنید///و ستایش از آن اوست در آسمانها و زمین و شامگاهان و وقتى که به نیمروز مى‌رسید.///و سپاس و ستایش در آسمان‌ها و زمین، مخصوص اوست. و [نیز] در پایان روز، و آن‌گاه که به نیمروز درمی‌آیید.///و سپاس (اهل عالم) در آسمانها و زمین مخصوص اوست و شما نیز در تاریکی شب و نیمه روز (در نماز عشاء و ظهر و عصر) به ستایش او مشغول شوید.///و در آسمانها و زمین سپاس او راست، و هنگامی که در عصر وارد شوید و هنگامی که به نیمروز رسید [هم تسبیح گویید]///و حمد و ستایش مخصوص اوست در آسمان و زمین، و به هنگام عصر و هنگامی که ظهر می‌کنید.///و او را است سپاس در آسمانها و زمین و شامگاهان و گاهی که نیمروز کنید///و هر ستایشی در آسمان‌ها و زمین برای اوست، و (نیز) در شامگاهان و وقتی که به نیمروز می‌رسید (ستایش ویژه‌ی اوست). quran_en_fa It is He Who brings out the living from the dead, and brings out the dead from the living, and Who gives life to the earth after it is dead: and thus shall ye be brought out (from the dead). زنده را از مرده بیرون می‌آورد و مرده را از زنده بیرون می‌آورد، و زمین را پس از مردگی اش زنده می‌کند؛ و این گونه [از گورها] بیرون آورده می‌شوید.///زنده را از مرده بیرون می‌آورد و مرده را از زنده بیرون می‌آورد، و زمین را پس از مردگی اش زنده می‌کند؛ و این گونه [از گورها] بیرون آورده می‌شوید.///زنده را از مرده بیرون آرد و مرده را از زنده. و زمین را پس از مردنش زنده مى‌سازد و شما نیز این چنین از گورها بیرون شوید.///زنده را از مرده بیرون مى‌آورد و مرده را از زنده بیرون مى‌آورد، و زمین را بعد از مرگش زنده مى‌کند، و [شما نیز] این گونه [از گورها] بیرون آورده مى‌شوید///زنده را از مرده بیرون مى‌آورد، و مرده را از زنده بیرون مى‌آورد، و زمین را بعد از مرگش زنده مى‌سازد؛ و بدین گونه [از گورها] بیرون آورده مى‌شوید.///[خداوند] زنده را از مرده بیرون مى‌آورد، و مرده را از زنده بیرون مى‌کشد. و زمین را پس از مرگش، [در بهار] زنده مى‌کند، و شما نیز [روز قیامت] این­گونه [از خاک] بیرون آورده مى‌شوید.///(آن خدایی را تسبیح و ستایش گویید که) زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون آورد (یعنی آدمی را از نطفه و نطفه را از آدمی برانگیزد) و زمین را پس از (فصل خزان و) مرگ (گیاهان باز به نسیم جانبخش بهارش) زنده گرداند، و همین گونه شما را هم (پس از مرگ زنده کنند و از خاک) بیرون آرند.///زنده را از مرده بر می‌آورد و مرده را از زنده، و زمین را پس از پژمردنش زنده [و بارور] می‌دارد، و بدین‌سان شما نیز برانگیخته شوید///او زنده را از مرده بیرون می‌آورد، و مرده را از زنده، و زمین را پس از مردنش حیات می‌بخشد، و به همین گونه روز قیامت (از گورها) بیرون آورده می‌شوید!///برون آرد زنده را از مرده و برون آرد مرده را از زنده و زنده می‌کند زمین را پس از مردنش و بدینسان برون آورده شوید///زنده را از مرده بیرون می‌آورد و مرده را از زنده بیرون می‌آورد و زمین را پس از مرگش زنده می‌سازد. و بدین گونه (از گورهایتان) بیرون آورده می‌شوید. quran_en_fa Among His Signs in this, that He created you from dust; and then,- behold, ye are men scattered (far and wide)! و از نشانه‌های [قدرت و ربوبیت] او این است که شما را از خاکی [بی جان] آفرید؛ پس اکنون بشری هستید که [روی زمین] پراکنده و منتشرید،///و از نشانه‌های [قدرت و ربوبیت] او این است که شما را از خاکی [بی جان] آفرید؛ پس اکنون بشری هستید که [روی زمین] پراکنده و منتشرید،///از نشانه‌هاى قدرت اوست که شما را از خاک بیافرید تا انسان شدید و به هر سو پراکنده گشتید.///و از نشانه‌هاى او این است که شما را از خاک آفرید، سپس به ناگاه شما [به صورت‌] بشرى پراکنده مى‌شوید///و از نشانه‌هاى او این است که شما را از خاک آفرید؛ پس بناگاه شما [به صورت‌] بشرى هر سو پراکنده شدید.///و از نشانه‌هاى او آن است که شما را از خاک آفرید، سپس [به صورت] بشرى به هر سوى پراکنده شدید.///و یکی از نشانه‌های (قدرت) او این است که (پدر) شما آدمیان را از خاک خلق کرد سپس (به توالد) بشری (منشعب و نژادهایی مختلف) شدید که (در همه روی زمین) منتشر گشتید.///و از جمله آیات او این است که شما را از خاک آفرید، سپس که انسان شدید [در زمین‌] پراکنده شدید///از نشانه‌های او این است که شما را از خاک آفرید، سپس بناگاه انسانهایی شدید و در روی زمین گسترش یافتید!///و از آیتهای او آن است که آفرید شما را از خاکی ناگاه شما بشرید پراکندگان‌///و از نشانه‌های اوست که شما را از خاک آفرید؛ سپس به ناگاه شما بشری هستید که (به هر سویی) پراکنده می‌شوید. quran_en_fa And among His Signs is this, that He created for you mates from among yourselves, that ye may dwell in tranquillity with them, and He has put love and mercy between your (hearts): verily in that are Signs for those who reflect. و از نشانه‌های [قدرت و ربوبیت] او این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و در میان شما دوستی و مهربانی قرار داد؛ یقینا در این [کار شگفت انگیز] نشانه هایی است برای مردمی که می‌اندیشند،///و از نشانه‌های [قدرت و ربوبیت] او این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و در میان شما دوستی و مهربانی قرار داد؛ یقینا در این [کار شگفت انگیز] نشانه هایی است برای مردمی که می‌اندیشند،///و از نشانه‌هاى قدرت اوست که برایتان از جنس خودتان همسرانى آفرید. تا به ایشان آرامش یابید، و میان شما دوستى و مهربانى نهاد. در این عبرتهایى است براى مردمى که تفکر مى‌کنند.///و از نشانه‌هاى او این که از خودتان همسرانى براى شما آفرید تا در کنارشان آرام گیرید، و میانتان دوستى و مهربانى نهاد. آرى در این [نعمت‌] براى مردمى که مى‌اندیشند نشانه‌هایى است///و از نشانه‌هاى او اینکه از [نوع‌] خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدانها آرام گیرید، و میانتان دوستى و رحمت نهاد. آرى، در این [نعمت‌] براى مردمى که مى‌اندیشند قطعا نشانه‌هایى است.///و از نشانه‌هاى او آن است که از [جنس] خودتان، همسرانى براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید. و میان شما علاقه‌ى شدید و رحمت قرار داد. بى‌شک در این [نعمت،] براى گروهى که مى‌اندیشند، نشانه‌هایى است.///و باز یکی از آیات (لطف) او آن است که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که در کنار او آرامش یافته و با هم انس گیرید و میان شما رأفت و مهربانی برقرار فرمود. در این امر نیز برای مردم بافکرت ادله‌ای (از علم و حکمت حق) آشکار است.///و از جمله آیات او این است که برای شما از نوع خودتان، همسرانی آفرید که با آنان آرام گیرید، و در میان شما دوستی و مهربانی افکند، و در این امر برای اندیشه‌وران مایه‌های عبرت است‌///و از نشانه‌های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودت و رحمت قرار داد؛ در این نشانه‌هایی است برای گروهی که تفکر می‌کنند!///و از آیتهای او آن است که آفرید برای شما از خودتان جفتهائی تا بیارامید بدانان و نهاد در میان شما دوستی و مهری را همانا در این است آیتهائی برای گروهی که اندیشه کنند///و از نشانه‌های اوست که از جنس خودتان همسرانی برایتان آفرید، تا بدان‌ها آرام گیرید و میانتان دوستی و رحمتی نهاد. به‌راستی در این (رحمت‌ها) برای مردمی که می‌اندیشند بی‌گمان نشانه‌هایی است. quran_en_fa And among His Signs is the creation of the heavens and the earth, and the variations in your languages and your colours: verily in that are Signs for those who know. و از نشانه‌های [قدرت و ربوبیت] او آفرینش آسمان‌ها وزمین و اختلاف و گوناگونی زبان‌ها و رنگ‌های شماست؛ بی تردید در این [واقعیات] نشانه هایی است برای دانایان،///و از نشانه‌های [قدرت و ربوبیت] او آفرینش آسمان‌ها وزمین و اختلاف و گوناگونی زبان‌ها و رنگ‌های شماست؛ بی تردید در این [واقعیات] نشانه هایی است برای دانایان،///و از نشانه‌هاى قدرت اوست آفرینش آسمانها و زمین، و اختلاف زبانها و رنگهایتان. در این عبرتهایى است براى دانایان.///و از نشانه‌هاى [قدرت‌] او آفرینش آسمان‌ها و زمین و اختلاف زبان‌ها و رنگ‌هاى شماست. قطعا در این [امور] براى دانشوران نشانه‌هاست///و از نشانه‌هاى [قدرت‌] او آفرینش آسمانها و زمین و اختلاف زبانهاى شما و رنگهاى شماست. قطعا در این [امر نیز] براى دانشوران نشانه‌هایى است.///و از نشانه‌هاى او، آفرینش آسمان‌ها و زمین، و تفاوت زبان‌ها و رنگ‌هاى شماست. همانا در این امر، براى دانشمندان نشانه‌هایى است.///و یکی از آیات (قدرت) او خلقت آسمانها و زمین است و یکی دیگر اختلاف زبانها و رنگهای شما آدمیان، که در این امور نیز ادله‌ای (از صنع و حکمت حق) برای دانشمندان عالم آشکار است.///و از جمله آیات او آفرینش آسمانها و زمین است و دگرگونی زبانهای شما و رنگهای شما، بی‌گمان در این برای دانشمندان مایه‌های عبرت است‌///و از آیات او آفرینش آسمانها و زمین، و تفاوت زبانها و رنگهای شماست؛ در این نشانه‌هایی است برای عالمان!///و از آیتهایش آفرینش آسمانها و زمین و گوناگون بودن زبانهای شما و رنگهای شما است همانا در این آیتهائی برای دانایان‌///و از نشانه‌های (قدرت و رحمت) او آفرینش آسمان‌ها و زمین و اختلاف زبان‌ها و رنگ‌های شماست. بی‌گمان در این (امر نیز) برای جهانیان همواره نشانه‌هایی است. quran_en_fa And among His Signs is the sleep that ye take by night and by day, and the quest that ye (make for livelihood) out of His Bounty: verily in that are signs for those who hearken. و از نشانه‌های [قدرت و ربوبیت] او خواب شما وجستجویتان برای تأمین معاش در شب وروز است، یقینا در این [امور] نشانه هایی است برای مردمی که گوش شنوا دارند،///و از نشانه‌های [قدرت و ربوبیت] او خواب شما وجستجویتان برای تأمین معاش در شب وروز است، یقینا در این [امور] نشانه هایی است برای مردمی که گوش شنوا دارند،///و از نشانه‌هاى قدرت او خوابیدن شماست در شب و روز و به طلب روزى برخاستن شماست. در این عبرتهایى است براى مردمى که مى‌شنوند.///و از نشانه‌هاى [حکمت‌] او خواب شما در شب و روز و طلب [معاش‌] شما از فضل اوست. به راستى در این، براى مردمى که گوش شنوا دارند دلایلى است///و از نشانه‌هاى [حکمت‌] او خواب شما در شب و [نیم‌] روز و جستجوى شما [روزى خود را] از فزون‌بخشى اوست. در این [معنى نیز] براى مردمى که مى‌شنوند، قطعا نشانه‌هایى است.///و از نشانه‌هاى او، خوابیدن شما، و تلاش شما در کسب فضل پروردگار، در شب و روز است. همانا در این امر، براى گروهى که [حقایق را] مى‌شنوند، نشانه‌هایى است.///و یکی از آیات او همین است که شما در شب و روز به خواب رفته (و بیدار می‌شوید) و از فضل خدا (یعنی روزی) طلب می‌کنید. در این امر هم ادله‌ای (از قدرتش) برای قومی که (سخن حق) بشنوند پدیدار است.///و از جمله آیات او خفتن شما در شب و روز و طلب معاش شما از فضل اوست، بی‌گمان در این [امر] برای کسانی که گوش شنوا دارند، مایه‌های عبرت است‌///و از نشانه‌های او خواب شما در شب و روز است و تلاش و کوششتان برای بهره‌گیری از فضل پروردگار (و تأمین معاش)؛ در این امور نشانه‌هایی است برای آنان که گوش شنوا دارند!///و از آیتهایش خواب شما است در شب و روز و روزی‌جستن شما از فضلش همانا در این است آیتهائی برای گروهی که می‌شنوند///و از نشانه‌های او خواب شما در شب و روز و جستجوی شما از افزون‌بخشی اوست. در این (رحمت‌ها) برای مردمی که (با گوش دل سخنان حق را) می‌شنوند، نشانه‌هایی است. quran_en_fa And among His Signs, He shows you the lightning, by way both of fear and of hope, and He sends down rain from the sky and with it gives life to the earth after it is dead: verily in that are Signs for those who are wise. و از نشانه‌های [قدرت و ربوبیت] اوست که برق را مایه ترس [از صاعقه] و امید [به باران] به شما می‌نمایاند، و از آسمان، آبی نازل می‌کند که زمین را پس از مردگی اش به وسیله آن زنده می‌کند؛ قطعا در این [شگفتی‌های آفرینش] نشانه هایی است برای مردمی که تعقل می‌کنند.///و از نشانه‌های [قدرت و ربوبیت] اوست که برق را مایه ترس [از صاعقه] و امید [به باران] به شما می‌نمایاند، و از آسمان، آبی نازل می‌کند که زمین را پس از مردگی اش به وسیله آن زنده می‌کند؛ قطعا در این [شگفتی‌های آفرینش] نشانه هایی است برای مردمی که تعقل می‌کنند.///و از نشانه‌هاى قدرت اوست که برق را به قصد بیم و امید، به شما مى‌نمایاند. و از آسمان باران مى‌فرستد تا زمین مرده را بدان زنده سازد. در این عبرتهایى است براى کسانى که به عقل درمى‌یابند.///و از نشانه‌هاى او [این که‌] برق را براى بیم و امید نشانتان مى‌دهد، و از آسمان باران مى‌فرستد و زمین را پس از مرگش بدان زنده مى‌کند. همانا در این براى مردمى که تعقل مى‌کنند نشانه‌هاست///و از نشانه‌هاى او [اینکه‌] برق را براى شما بیم‌آور و امیدبخش مى‌نمایاند، و از آسمان به تدریج آبى فرو مى‌فرستد، که به وسیله آن، زمین را پس از مرگش زنده مى‌گرداند. در این [امر هم‌] براى مردمى که تعقل مى‌کنند، قطعا نشانه‌هایى است.///و از نشانه‌هاى او آن است که برق [آسمان] را که مایه‌ى بیم و امید است، به شما نشان مى‌دهد. و از آسمان، آبى مى‌فرستد که زمین را پس از مردنش زنده مى‌کند. همانا در این امر، براى گروهى که مى‌اندیشند، نشانه‌هایى است.///و یکی از آیات او آن است که (رعد و) برق را به شما می‌نمایاند که هم شما را (از صاعقه عذاب) می‌ترساند و هم (به باران رحمت خود) امیدوار می‌گرداند، و نیز از آسمان باران می‌فرستد تا زمین را پس از مرگش باز زنده گرداند. در این امر نیز ادله‌ای (از قدرت ایزد) برای اهل خرد آشکار است.///و از جمله آیات او این است که برق را [به شیوه‌ای‌] بیم‌انگیز و امیدانگیز به شما می‌نمایاند و از آسمان آبی فرو می‌فرستد و با آن زمین را پس از پژمردنش زنده می‌دارد، بی‌گمان در این [امر] برای خردورزان مایه‌های عبرت است‌///و از آیات او این است که برق و رعد را به شما نشان می‌دهد که هم مایه ترس و هم امید است (ترس از صاعقه، و امید به نزول باران)، و از آسمان آبی فرو می‌فرستد که زمین را بعد از مردنش بوسیله آن زنده می‌کند؛ در این نشانه‌هایی است برای جمعیتی که می‌اندیشند!///و از آیتهایش بنماید به شما برق را بیمی و امیدی و بفرستد از آسمان آبی که زنده سازد بدان زمین را پس از مردنش همانا در این است آیتهائی برای گروهی که بخرد یابند///و از نشانه‌های اوست (که) برق را برای شما بیم‌آور و امیدبخش می‌نمایاند و از آسمان به‌تدریج آبی فرو می‌فرستد. پس با آن، زمین را پس از مرگش زنده می‌گرداند. به‌راستی در این (نعمت‌ها) برای مردمی که خردورزی می‌کنند، به‌درستی نشانه‌هایی است. quran_en_fa And among His Signs is this, that heaven and earth stand by His Command: then when He calls you, by a single call, from the earth, behold, ye (straightway) come forth. و از نشانه‌های [قدرت و ربوبیت] او این است که آسمان و زمین به فرمانش برپایند، سپس زمانی که شما را با یک دعوت از زمین بخواند، ناگاه [از گورها] بیرون می‌آیید،///و از نشانه‌های [قدرت و ربوبیت] او این است که آسمان و زمین به فرمانش برپایند، سپس زمانی که شما را با یک دعوت از زمین بخواند، ناگاه [از گورها] بیرون می‌آیید،///و از نشانه‌هاى قدرت اوست که آسمان و زمین به فرمان او برپاى ایستاده‌اند. سپس شما را از زمین فرا مى‌خواند و شما از زمین بیرون مى‌آیید.///و از نشانه‌هاى او این است که آسمان و زمین به امر او برپاست، سپس چون شما را با یک بار خواندن از زمین بخواند، در دم شما [از گورها] خارج مى‌شوید///و از نشانه‌هاى او این است که آسمان و زمین به فرمانش برپایند؛ پس چون شما را با یک بار خواندن فرا خواند، بناگاه [از گورها] خارج مى‌شوید.///و از نشانه‌هاى او آن است که آسمان و زمین به فرمان او برپاست، پس هرگاه شما را از زمین فراخواند، ناگهان بیرون مى‌آیید [و در صحنه‌ی قیامت حاضر می­شوید].///و یکی از آیات (قدرت) او آنکه آسمان و زمین به فرمان او برپاست، سپس که شما را از خاک برخواند (و زنده گرداند) همگی سر از قبرها بیرون می‌آورید.///و از آیات او این است که آسمانها و زمین به فرمان او برپاست، سپس آنگاه که شما را به صلایی از زمین بخواند، آنگاه است که برانگیخته می‌شوید///و از آیات او این است که آسمان و زمین به فرمان او برپاست؛ سپس هنگامی که شما را (در قیامت) از زمین فراخواند، ناگهان همه خارج می‌شوید (و در صحنه محشر حضور می‌یابید)!///و از آیتهایش آنکه بپا ایستد آسمان و زمین به فرمانش تا گاهی که بخواند شما را خواندنی از زمین ناگاه برون آئید///و از نشانه‌های اوست که آسمان و زمین به فرمانش بر پایند. پس چون شما را از زمین یکباره فراخواند، به ناگاه از (درون) زمین برون می‌شوید. quran_en_fa To Him belongs every being that is in the heavens and on earth: all are devoutly obedient to Him. و هر که در آسمان‌ها و زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست، و همه برای او فروتن و خاضع اند،///و هر که در آسمان‌ها و زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست، و همه برای او فروتن و خاضع اند،///از آن اوست هر چه در آسمانها و زمین است، و همه فرمانبردار او هستند.///و هر که در آسمان‌ها و زمین است از آن اوست، همه فرمانبردار اویند///و هر که در آسمانها و زمین است از آن اوست؛ همه او را گردن نهاده‌اند.///و هر که در آسمان‌ها و زمین است، از آن اوست، همه براى او فرمانبردارند.///و هر کس در آسمانها و زمین است همه بنده و مملوک او و باکمال خضوع و خشوع مطیع فرمان اوست.///و او راست هر که در آسمانها و زمین است، و همگان فرمانبردار اویند///و از آن اوست تمام کسانی که در آسمانها و زمین‌اند و همگی در برابر او خاضع و مطیع‌اند!///و او را است آنکه در آسمانها و زمین است همگانند برای او فروتنان‌///و هر که در آسمان‌ها و زمین است تنها برای اوست‌؛ همه برای او خاشع (و فرمانبردار) ند. quran_en_fa It is He Who begins (the process of) creation; then repeats it; and for Him it is most easy. To Him belongs the loftiest similitude (we can think of) in the heavens and the earth: for He is Exalted in Might, full of wisdom. و اوست که مخلوقات را می‌آفریند سپس آنان را [پس از مرگشان] باز می‌گرداند؛ و این [کار] برای او آسان‌تر است. و برترین وصف‌ها در آسمان‌ها و زمین ویژه اوست؛ و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///و اوست که مخلوقات را می‌آفریند سپس آنان را [پس از مرگشان] باز می‌گرداند؛ و این [کار] برای او آسان‌تر است. و برترین وصف‌ها در آسمان‌ها و زمین ویژه اوست؛ و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///اوست که موجودات را مى‌آفریند، سپس آنها را بازمى‌گرداند. و این کار بر او آسانتر است. او راست صفت برترى در آسمانها و زمین و اوست پیروزمند و حکیم.///و اوست آن کس که آفرینش را آغاز مى‌کند سپس آن را باز مى‌گرداند و این [کار] براى او آسان‌تر است. و براى اوست صفت برتر در آسمان‌ها و زمین، و اوست شکست ناپذیر حکیم///و اوست آن کس که آفرینش را آغاز مى‌کند و باز آن را تجدید مى‌نماید؛ و این [کار] بر او آسانتر است. و در آسمانها و زمین نمونه والا [ى هر صفت برتر] از آن اوست، و اوست شکست‌ناپذیر سنجیده‌کار.///و اوست کسى که آفرینش را آغاز مى‌کند، سپس آن را بازمى‌گرداند. و این کار براى او [از آفرینش نخستین] آسان‌تر است. و قدرت برتر در آسمان‌ها و زمین مخصوص اوست. و او شکست‌ناپذیر، و دانا به حقایق امور است.///و او خدایی است که نخست خلایق را بیافریند و آن‌گاه (به عالم معاد) باز گرداند و این اعاده (مثل ایجاد) بر او بسیار سهل و آسان است و آن ذات یکتا را در آسمانها و زمین مظهر و مثالی عالی‌تر (از حد وصف و تعقل) است و مقتدر کامل و دانا (به حقایق امور) تنها اوست.///و او کسی است که آفرینش را آغاز می‌کند و سپس بازش می‌گرداند، و این امر بر او آسان‌تر است، و او را در آسمانها و زمین برترین وصف است و او پیروزمند فرزانه است‌///او کسی است که آفرینش را آغاز می‌کند، سپس آن را بازمی‌گرداند، و این کار برای او آسانتر می‌باشد؛ و برای اوست توصیف برتر در آسمانها و زمین؛ و اوست توانمند و حکیم!///و او است آنکه آغاز کند آفرینش را پس بازگرداندش و آن آسانتر است بر او و برایش مثل برتر است در آسمانها و زمین و او است عزتمند حکیم‌///و اوست کسی که آفرینش را آغاز می‌کند و باز آن را تجدید می‌نماید؛ و این تجدید بر او آسان‌تر (از آغاز) است و در آسمان‌ها و زمین والاترین نماینده از اوست و (هم) اوست عزیز حکیم. quran_en_fa He does propound to you a similitude from your own (experience): do ye have partners among those whom your right hands possess, to share as equals in the wealth We have bestowed on you? Do ye fear them as ye fear each other? Thus do we explain the Signs in detail to a people that understand. خدا از [وضع و حال] خودتان برای شما مثلی زده است، آیا از بردگانتان در آنچه [از نعمت‌ها و ثروت‌ها] به شما روزی داده‌ایم، شریکانی دارید که شما در آن [نعمت‌ها و ثروت‌ها] با هم برابر و یکسان باشید، و همان گونه که از یکدیگر می‌ترسید [که یکی از شما نعمت و ثروت مشترک را ویژه خود کند] از بردگانتان هم بترسید؟ [بی تردید در میان آزاد و برده و مولا و عبد و مالک و مملوک چنین شرکتی وجود ندارد، پس چگونه ممکن است مملوک خدا در خدایی، ربوبیت، خالقیت و مالکیت شریک او باشد؟!] این گونه آیات خود را برای مردمی که تعقل می‌کنند، بیان می‌کنیم.///خدا از [وضع و حال] خودتان برای شما مثلی زده است، آیا از بردگانتان در آنچه [از نعمت‌ها و ثروت‌ها] به شما روزی داده‌ایم، شریکانی دارید که شما در آن [نعمت‌ها و ثروت‌ها] با هم برابر و یکسان باشید، و همان گونه که از یکدیگر می‌ترسید [که یکی از شما نعمت و ثروت مشترک را ویژه خود کند] از بردگانتان هم بترسید؟ [بی تردید در میان آزاد و برده و مولا و عبد و مالک و مملوک چنین شرکتی وجود ندارد، پس چگونه ممکن است مملوک خدا در خدایی، ربوبیت، خالقیت و مالکیت شریک او باشد؟!] این گونه آیات خود را برای مردمی که تعقل می‌کنند، بیان می‌کنیم.///براى شما از خودتان مثلى مى‌آورد: مگر بندگانتان در آنچه به شما روزى داده‌ایم با شما شریک هستند تا در مال با شما برابر باشند و همچنان که شما آزادان از یکدیگر مى‌ترسید از آنها هم بیمناک باشید؟ آیات را براى مردمى که تعقل مى‌کنند این سان تفصیل مى‌دهیم.///[خداوند] براى شما از خودتان مثلى زده است: آیا از بردگانتان در اموالى که روزیتان کرده‌ایم شریکانى هست تا در آن [اموال‌] با آنها برابر باشید و همان طور که [در تصرف مال‌] از یکدیگر بیم دارید، از [تصرف و تعدى‌] آنها بترسید [پس چگونه مملوک او را شریک وى م/// [خداوند] براى شما از خودتان مثلى زده است: آیا در آنچه به شما روزى داده‌ایم شریکانى از بردگانتان دارید که در آن [مال با هم‌] مساوى باشید و همان طور که شما از یکدیگر بیم دارید از آنها بیم داشته باشید؟ این گونه، آیات خود را براى مردمى که مى‌اندیشند، به تفصیل بیان مى‌کنیم.///او براى شما، مثالى از خودتان زده است: آیا [اگر بردگانى داشته باشید،] آنان را در آنچه ما روزى شما کردیم، شریک مى‌کنید، به گونه‌ای که با هم برابر و یکسان باشید؟ آیا همان‌طور که [شما افراد آزاد، در تصرف اموال] از یکدیگر مى‌ترسید از بردگانتان مى‌ترسید؟! [پس چگونه مخلوقات را که مملوک او هستید، شریک او می­دانید؟] ما آیات خود را براى گروهى که مى‌اندیشند، این گونه شرح مى‌دهیم.///خدا برای (هدایت) شما هم از عالم خود شما مثالی زد: آیا هیچ یک از غلام و کنیزان ملکی شما در آنچه (از مال و حقوق و مقام) که ما روزی شما گردانیدیم با شما شریک هستند تا شما و آنها در آن چیز بی‌هیچ مزیت مساوی باشید و همانقدر بیمی که شما از یکدیگر دارید هم از آنان دارید؟ (هرگز ندارید و هیچ آنها را شریک و مساوی با خود نمی‌دانید پس چگونه مخلوقات مملوک خدا را شریک خدا گرفته و معبود خود می‌گردانید؟) ما چنین مفصل و روشن آیات خود را برای مردم با عقل و هوش بیان می‌کنیم.///برای شما مثلی از خودتان می‌زند، آیا از ملک یمینتان شریکی در آنچه روزیتان داده‌ایم، دارید که در آن برابر باشید و از آنان همان گونه که از [امثال‌] خودتان بیمناکید، بیمناک باشید؟ [چنین نیست‌]، بدین‌سان آیات [خود] را برای خردورزان روشن بیان می‌کنیم‌///خداوند مثالی از خودتان، برای شما زده است: آیا (اگر مملوک و برده‌ای داشته باشید)، این برده‌های شما هرگز در روزیهایی که به شما داده‌ایم شریک شما می‌باشند؛ آنچنان که هر دو مساوی بوده و از تصرف مستقل و بدون اجازه آنان بیم داشته باشید، آن گونه که در مورد شرکای آزاد خود بیم دارید؟! اینچنین آیات خود را برای کسانی که تعقل می‌کنند شرح می‌دهیم.///زده است برای شما مثلی از خود شما آیا شما را است از آنچه مالک است یمینهای شما شریکانی در آنچه روزیتان دادیم که شمائید در آن یکسان همی‌ترسیدشان همانند ترستان از خویشتن بدینگونه تفصیل دهیم آیتها را برای گروهی که بخرد یابند///(خدا) برایتان از خودتان مثلی زده است: آیا در آنچه به شما روزی داده‌ایم هیچ شریکانی از بردگانتان دارید؟ پس (آیا) در آن با هم برابرید، حال آنکه همان‌گونه که شما از یکدیگر بیم دارید، از آنها (هم) هراسانید؟ این‌گونه آیات خود را برای گروهی که می‌اندیشند، جدا سازی می‌کنیم. quran_en_fa Nay, the wrong-doers (merely) follow their own lusts, being devoid of knowledge. But who will guide those whom Allah leaves astray? To them there will be no helpers. [اعتقاد و عمل مشرکان بر پایه تعقل نیست] بلکه آنان که [با شرکورزی] ستم کرده‌اند از روی جهل و نادانی از هواهای نفسانی خود پیروی نموده‌اند؛ پس کسانی را که خدا [به کیفر پیروی از هواها] گمراه کرده است، چه کسی هدایت می‌کند؟ و آنان هیچ یاری کننده‌ای [که از گمراهی و عذاب نجاتشان دهد] نخواهند داشت.///[اعتقاد و عمل مشرکان بر پایه تعقل نیست] بلکه آنان که [با شرکورزی] ستم کرده‌اند از روی جهل و نادانی از هواهای نفسانی خود پیروی نموده‌اند؛ پس کسانی را که خدا [به کیفر پیروی از هواها] گمراه کرده است، چه کسی هدایت می‌کند؟ و آنان هیچ یاری کننده‌ای [که از گمراهی و عذاب نجاتشان دهد] نخواهند داشت.///آرى، ستمکاران بى هیچ دانشى از هواى نفس خود پیروى کرده‌اند. آن را که خدا گمراه کرده است چه کسى هدایت مى‌کند؟ آنها را هیچ یاورى نیست.///بلکه ستم پیشگان بى‌هیچ دانشى از هوس‌هاى خود پیروى کردند. پس آن را که خدا گمراه کرده، چه کسى هدایت مى‌کند؟ و آنها را هیچ یاورى نیست///نه، [این چنین نیست‌] بلکه کسانى که ستم کرده‌اند، بدون هیچ گونه دانشى هوسهاى خود را پیروى کرده‌اند. پس آن کس را که خدا گمراه کرده، چه کسى هدایت مى‌کند؟ و براى آنان یاورانى نخواهد بود.///آرى، کسانى که ستم کردند، بدون آگاهى، پیرو هوس‌هاى خود شدند. پس کسى را که خدا گمراهش کرد، چه کسى مى‌تواند هدایت کند؟ براى آنان هیچ یاورى نیست.///بلکه مردم ستمکار (مشرک) هوای نفس خود را از جهل و نادانی پیروی کردند، پس آن را که خدا (پس از اتمام حجت) به گمراهی واگذارد که می‌تواند هدایت کند؟ و آن گمراهان ستمکار را (در قیامت) هیچ یار و یاوری نخواهد بود.///چنین است که ستم‌پیشگان [کافر] بی‌هیچ علمی، از هوی و هوسشان پیروی می‌کنند، و کیست که کسی را که خداوند در بیراهی وانهاده است، به راه آورد، و اینان یاوری ندارند///ولی ظالمان بدون علم و آگاهی، از هوی و هوسهای خود پیروی کردند! پس چه کسی می‌تواند آنان را که خدا گمراه کرده است هدایت کند؟! و برای آنها هیچ یاوری نخواهد بود!///بلکه پیروی کردند آنان که ستم کردند هوسهای خویش را به نادانی پس که راهنمائی کند آن را که گمراه ساخت خدا و نیست ایشان را یاورانی‌///بلکه کسانی که ستم کردند، بدون هیچ‌گونه دانایی، هوس‌های خود را پیروی نمودند. پس آن کس را که خدا گمراه کرده، چه کسی هدایت می‌کند؟ و برای آنان هیچ یاورانی نخواهد بود. quran_en_fa So set thou thy face steadily and truly to the Faith: (establish) Allah's handiwork according to the pattern on which He has made mankind: no change (let there be) in the work (wrought) by Allah: that is the standard Religion: but most among mankind understand not. پس [با توجه به بی پایه بودن شرک] حق گرایانه و بدون انحراف با همه وجودت به سوی این دین [توحیدی] روی آور، [پای بند و استوار بر] سرشت خدا که مردم را بر آن سرشته است باش برای آفرینش خدا هیچگونه تغییر و تبدیلی نیست؛ این است دین درست و استوار؛ ولی بیشتر مردم معرفت و دانش [به این حقیقت اصیل] ندارند.///پس [با توجه به بی پایه بودن شرک] حق گرایانه و بدون انحراف با همه وجودت به سوی این دین [توحیدی] روی آور، [پای بند و استوار بر] سرشت خدا که مردم را بر آن سرشته است باش برای آفرینش خدا هیچگونه تغییر و تبدیلی نیست؛ این است دین درست و استوار؛ ولی بیشتر مردم معرفت و دانش [به این حقیقت اصیل] ندارند.///به یکتاپرستى روى به دین آور. فطرتى است که خدا همه را بدان فطرت بیافریده است و در آفرینش خدا تغییرى نیست. دین پاک و پایدار این است. ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///پس حق گرایانه، به سوى این آیین روى آور، [با همان‌] فطرتى که خدا مردم را بر آن سرشته است. تغییرى در آفرینش خدا نیست. آیین پایدار همین است و لیکن بیشتر مردم نمى‌دانند///پس روى خود را با گرایش تمام به حق، به سوى این دین کن، با همان سرشتى که خدا مردم را بر آن سرشته است. آفرینش خداى تغییرپذیر نیست. این است همان دین پایدار، ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///پس با گرایش به حق، به این دین روى بیاور! [این] فطرت الهى است که خداوند مردم را بر اساس آن آفریده است. براى آفرینش الهى دگرگونى نیست. این است دین پایدار، ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///پس تو مستقیم روی به جانب آیین پاک اسلام آور در حالی که از همه کیشها روی به خدا آری، و پیوسته از طریقه دین خدا که فطرت خلق را بر آن آفریده است پیروی کن که هیچ تغییری در خلقت خدا نباید داد، این است آیین استوار حق، و لیکن اکثر مردم (از حقیقت آن) آگاه نیستند.///پاکدلانه روی به دین بیاور، این فطرت الهی است که مردمان را بر وفق آن آفریده است، در آفرینش الهی تغییری راه ندارد، این دین استوار است، ولی بیشترینه مردم نمی‌دانند///پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده؛ دگرگونی در آفرینش الهی نیست؛ این است آیین استوار؛ ولی اکثر مردم نمی‌دانند!///پس راست کن روی خود را بسوی دین یکتاپرست آفرینش خدائی که سرشت مردم را بر آن نیست دگرگون‌شدنی برای آفرینش خدا این است دین استوار و لیکن بیشتر مردم نمی‌دانند///پس چهره‌ی (انسانی) خود را به حال رویگردانی از هر باطلی برای دین به پادار؛ فطرت و سرشت خداساخته (ای) را که مردم را بر پایه‌ی آن (استوار) ساخت. هرگز تبدیلی برای (این) آفریده‌ی (ویژه‌ی) خدا نیست. این (همان) دین پر ارزش استوار پای‌برجاست ولی بیشتر مردمان نمی‌دانند. quran_en_fa Turn ye back in repentance to Him, and fear Him: establish regular prayers, and be not ye among those who join gods with Allah,- [پای بند به همان سرشت خدایی باشید] در حالی که روی آورندگان به سوی او هستید و از او پروا کنید و نماز را برپا دارید و از مشرکان نباشید.///[پای بند به همان سرشت خدایی باشید] در حالی که روی آورندگان به سوی او هستید و از او پروا کنید و نماز را برپا دارید و از مشرکان نباشید.///به او بازگردید، و از او بترسید، و نماز بگزارید و از مشرکان مباشید.///در حالى که به سوى او [از مخالفت‌ها] بازگشت مى‌کنید، [به او رو کنید]، و از او پروا دارید و نماز را برپا کنید و از مشرکان نباشید///به سویش توبه برید و از او پروا بدارید و نماز را برپا کنید و از مشرکان مباشید:///[شما نیز بر اساس همان فطرت]، به سوى او روى آورید و از [نافرمانی] او بپرهیزید. و نماز را برپا کنید و از مشرکان نباشید،///(شما اهل ایمان با پیروی همین دین فطرت) به درگاه خدا باز آیید و خدا ترس باشید و نماز به پا دارید و هرگز از فرقه مشرکان نباشید.///رو به سوی او آورده، و از او پروا کنید و نماز را برپا دارید و از مشرکان مباشید///این باید در حالی باشد که شما بسوی او بازگشت می‌کنید و از (مخالفت فرمان) او بپرهیزید، نماز را برپا دارید و از مشرکان نباشید …///زاری‌کنندگان به سویش و بترسیدش و بپای دارید نماز را و نباشید از شرک‌ورزان‌///(به پا داشتن چهر‌ه‌ی فطرت) در حالی (است) که مکرر سویش باز می‌گردید، و از او پروا کنید و نماز را بر پا دارید و از مشرکان مباشید؛ quran_en_fa Those who split up their Religion, and become (mere) Sects,- each party rejoicing in that which is with itself! مشرکانی که دینشان را بخش بخش کردند و [سرانجام] گروه گروه شدند، در حالی که هر گروهی به آنچه [از بخشی از دین] نزد آنان است [به تصور اینکه حق است] شادمانند!///مشرکانی که دینشان را بخش بخش کردند و [سرانجام] گروه گروه شدند، در حالی که هر گروهی به آنچه [از بخشی از دین] نزد آنان است [به تصور اینکه حق است] شادمانند!///از آنان مباشید که دین خود را پاره‌پاره کردند و فرقه‌فرقه شدند و هر فرقه‌اى به هر چه داشت دلخوش بود.///از آنها که دین خود را قطعه قطعه کردند و فرقه‌هایى شدند [و تعجب اینجاست که‌] هر فرقه‌اى بدانچه نزد خود دارند، دلخوشند///از کسانى که دین خود را قطعه قطعه کردند و فرقه فرقه شدند؛ هر حزبى بدانچه پیش آنهاست دلخوش شدند.///از کسانى که دین خود را جدا و پراکنده کردند و به دسته‌ها و فرقه‌ها تقسیم شدند. و هر گروهى به آنچه نزد آنهاست، شادمانند.///از آنان که دین (فطرت) خود را متفرق و پراکنده ساختند و فرقه فرقه شدند و هر گروهی به آنچه دارند (از اوهام باطل و عقیده و خیالات فاسد خود) دلشادند.///از همان کسانی که دینشان را پاره و پراکنده کردند و فرقه فرقه شدند، هر گروهی به آنچه دارند دلخوشند///از کسانی که دین خود را پراکنده ساختند و به دسته‌ها و گروه‌ها تقسیم شدند! و (عجب اینکه) هر گروهی به آنچه نزد آنهاست (دلبسته و) خوشحالند!///از آنان که پراکنده ساختند دین خود را و گشتند گروه‌هائی هر حزبی است بدانچه نزد خویش است شادمان‌///از کسانی که دین خود را گسیخته کردند و پیروانی گوناگون (از ناکسان) بوده‌اند. هر حزبی [: گروه هماهنگی] بدانچه نزدشان هست دل‌خوشند. quran_en_fa When trouble touches men, they cry to their Lord, turning back to Him in repentance: but when He gives them a taste of Mercy as from Himself, behold, some of them pay part-worship to other god's besides their Lord,- هنگامی که به مردم آسیب و گزندی برسد، پروردگارشان را در حالی که به سوی او روی آورده‌اند، می‌خوانند، سپس زمانی که رحمتی از سوی خود [چون نعمت، ثروت، اولاد و امنیت] به آنان بچشاند، ناگهان گروهی از آنان به پروردگارشان شرک می‌ورزند.///هنگامی که به مردم آسیب و گزندی برسد، پروردگارشان را در حالی که به سوی او روی آورده‌اند، می‌خوانند، سپس زمانی که رحمتی از سوی خود [چون نعمت، ثروت، اولاد و امنیت] به آنان بچشاند، ناگهان گروهی از آنان به پروردگارشان شرک می‌ورزند.///چون بر آدمیان زیانى رسد، پروردگارشان را بخوانند و به درگاه او توبه کنند؛ و چون رحمت خویش به آنها بچشاند، گروهى را بینى که به پروردگارشان شرک مى‌آورند.///و چون مردم را زیانى رسد، پروردگار خود را با حال انابه مى‌خوانند، و آن‌گاه که از جانب خود رحمتى به آنها چشاند، به ناگاه دسته‌اى از ایشان به پروردگار خود شرک مى‌ورزند///و چون مردم را زیانى رسد، پروردگار خود را، در حالى که به درگاه او توبه مى‌کنند، مى‌خوانند، و آنگاه که از جانب خود رحمتى به آنان چشانید، بناگاه دسته‌اى از ایشان به پروردگارشان شرک مى‌آورند.///و هرگاه زیانى به مردم رسد، پروردگار خود را مى‌خوانند و به سوى او روی مى‌آورند؛ اما چون خداوند از سوی خود رحمتى به آنان بچشاند، گروهى از آنان به پروردگارشان شرک مى‌ورزند.///و مردم (عادتشان این است که) هر گاه رنج و المی سخت به آنها رسد در آن حال خدای خود را به دعا می‌خوانند و به درگاه او با تضرع و اخلاص روی می‌کنند و پس از آنکه خدا به آنها رحمت خود را چشانید (و از آن سختی نجاتشان داد) آن‌گاه باز گروهی از آنها به خدای خود مشرک می‌شوند.///و چون بلایی به مردم رسد انابت کنان پروردگارشان را می‌خوانند و رو به سوی او می‌آورند، سپس چون رحمتی از سوی خویش به ایشان بچشاند، آنگاه است که گروهی از آنان به پروردگارشان شرک می‌آورند///هنگامی که رنج و زیانی به مردم برسد، پروردگار خود را می‌خوانند و توبه‌کنان بسوی او بازمی‌گردند؛ اما همین که رحمتی از خودش به آنان بچشاند، بناگاه گروهی از آنان نسبت به پروردگارشان مشرک می‌شوند.///و هر گاه رسد مردم را رنجی خوانند پروردگار خود را زاری کنان بسویش تا آنگاه که چشاندشان از خویش رحمتی ناگهان گروهی از ایشانند به پروردگار خویش شرک‌ورزان‌///و هنگامی که مردمان را زیانی در رسد، پروردگارشان را - در حالی که به درگاه او برگشت می‌کنند - می‌خوانند. سپس آن‌گاه که از خود رحمتی به آنان چشاند، به ناگاه دسته‌ای از ایشان با پروردگارشان شریک برمی‌گیرند، quran_en_fa (As if) to show their ingratitude for the (favours) We have bestowed on them! Then enjoy (your brief day); but soon will ye know (your folly). بگذار تا به آنچه به آنان داده‌ایم، ناسپاسی کنند، بنابراین [از نعمت‌های اندک و زودگذر] برخوردار شوید که سپس خواهید دانست [سرنوشت و کیفر ناسپاسان چیست؟]///بگذار تا به آنچه به آنان داده‌ایم، ناسپاسی کنند، بنابراین [از نعمت‌های اندک و زودگذر] برخوردار شوید که سپس خواهید دانست [سرنوشت و کیفر ناسپاسان چیست؟]///پس نعمتى را که به آنها داده‌ایم کفران کنند. اکنون متمتع شوید، زودا که خواهید دانست.///تا به آنچه بدانها عطا کرده‌ایم کفران ورزند. [بگو:] برخوردار شوید، اما به زودى خواهید فهمید///بگذار تا به آنچه بدانها عطا کرده‌ایم کفران ورزند. [بگو:] برخوردار شوید، زودا که خواهید دانست.///تا آنکه در آنچه به ایشان بخشیده‌ایم، ناسپاسی پیشه کنند. پس [چند روزی از نعمت‌هاى زودگذر دنیا] بهره‌مند شوید که به زودى خواهید دانست [سرانجام کفر و ناسپاسی چیست].///تا نعمتی را که به آنها عطا کردیم کفران کنند. (باری، ای کافران ناسپاس) اینک (به هوا و هوس) تمتع برید که به زودی به (کیفر اعمال خود) آگاه می‌شوید.///تا سرانجام درباره آنچه به ایشان بخشیده‌ایم کفران پیشه کنند، و [از ظواهر زندگی‌] بهره برید، زودا که [حقیقت را] بدانید///(بگذار) نعمتهایی را که ما به آنها داده‌ایم کفران کنند! و (از نعمتهای زودگذر دنیا هر چه می‌توانید) بهره گیرید؛ اما بزودی خواهید دانست (که نتیجه کفران و کامجوییهای بی حساب شما چه بوده است)!///تا کفر ورزند بدانچه آوردیمشان پس بهره‌مند باشید زود است بدانید///تا به آنچه به آنها عطا کرده‌ایم کافر شوند. (بگو:) «پس (از نعمت‌های خدا) برخوردار شوید؛ پس در آینده‌ای دور خواهید دانست.» quran_en_fa Or have We sent down authority to them, which points out to them the things to which they pay part-worship? یا [مگر] دلیلی استوار بر آنان نازل کرده‌ایم که آن دلیل [بر حقانیت] معبودانی که به وسیله آن [به خدا] شرک می‌ورزند، سخن می‌گوید؟///یا [مگر] دلیلی استوار بر آنان نازل کرده‌ایم که آن دلیل [بر حقانیت] معبودانی که به وسیله آن [به خدا] شرک می‌ورزند، سخن می‌گوید؟///آیا برایشان دلیلى نازل کردیم تا از چیزى که با خدا شریک مى‌سازند سخن گفته باشد؟///آیا حجتى بر آنها نازل کرده‌ایم که در باره‌ى آنچه شرک مى‌آورند سخن مى‌گوید///یا [مگر] حجتى بر آنان نازل کرده‌ایم که آن [حجت‌] در باره آنچه با [خدا] شریک مى‌گردانیده‌اند سخن مى‌گوید؟///آیا بر ایشان حجت و دلیلى نازل کرده‌ایم که درباره آنچه بدان شرک مى‌ورزند، سخن بگوید [و آن را موجه بداند]؟!///مگر ما دلیل و حجتی فرستادیم که درباره شرک و دعوت به بت پرستی ایشان سخن گوید (و برهان بر صحت شرک آورد).///یا مگر برایشان حجتی نازل کرده‌ایم که درباره آنچه به آن شرک‌ورزیده‌اند، سخن می‌گوید///آیا ما دلیل محکمی بر آنان فرستادیم که از شرکشان سخن می‌گوید (و آن را موجه می‌شمارد)؟!///یا فرستادیم بر ایشان فرمانی که سخن گوید بدانچه بودند بدان شرک‌ورزان‌///یا بر آنان سلطه‌ای فرود آوردیم که به آنچه به آن (با خدا) شرک می‌ورزیده‌اند سخن می‌گوید. quran_en_fa When We give men a taste of Mercy, they exult thereat: and when some evil afflicts them because of what their (own) hands have sent forth, behold, they are in despair! و هرگاه به مردم رحمتی [چون نعمت، ثروت، اولاد و امنیت] بچشانیم به آن شادمان می‌شوند، و چون به سبب گناهانی که مرتکب شده‌اند آسیب و گزندی به آنان رسد، ناگهان ناامید می‌شوند.///و هرگاه به مردم رحمتی [چون نعمت، ثروت، اولاد و امنیت] بچشانیم به آن شادمان می‌شوند، و چون به سبب گناهانی که مرتکب شده‌اند آسیب و گزندی به آنان رسد، ناگهان ناامید می‌شوند.///چون به مردم رحمتى بچشانیم، شادمان مى‌شوند؛ و چون به سبب کارهایى که کرده‌اند رنجى به آنها رسد، ناگهان نومید مى‌گردند.///و چون به مردم رحمتى بچشانیم، بدان شاد مى‌گردند، و چون به [سزاى‌] آنچه دست‌هایشان پیش فرستاده زیانى به ایشان برسد، به ناگاه آنان [از رحمت حق‌] نومید مى‌شوند///و چون مردم را رحمتى بچشانیم، بدان شاد مى‌گردند؛ و چون به [سزاى‌] آنچه دستاورد گذشته آنان است، صدمه‌اى به ایشان برسد، بناگاه نومید مى‌شوند.///و هر گاه به مردم رحمتى بچشانیم، به آن شاد می‌شوند. و اگر به خاطر دستاورد گذشته [و اعمال بد] آنها، ناگوارى به آنان برسد، ناگهان مأیوس مى‌شوند.///و مردم (بر این عادتند که) هرگاه ما رحمتی به آنها چشانیم شاد شده و اگر رنج و بلایی از کرده خودشان ببینند در آن حال (به جای توبه به درگاه خدا، از رحمتش به کلی) نومید می‌شوند.///و چون به مردم رحمتی بچشانیم به آن شادمان شوند، و اگر به خاطر کار و کردار پیشینشان مکروهی به ایشان رسد، آنگاه است که نومید می‌شوند///و هنگامی که رحمتی به مردم بچشانیم، از آن خوشحال می‌شوند؛ و هرگاه رنج و مصیبتی بخاطر اعمالی که انجام داده‌اند به آنان رسد، ناگهان مأیوس می‌شوند!///و هر گاه چشانیم مردم را رحمتی شادمان شوند بدان و اگر رسدشان بدیی بدانچه پیش فرستاد دستهاشان ناگاه ایشانند نومیدان‌///و هنگامی که مردم را رحمتی بچشانیم، بدان شاد (کام) می‌گردند؛ و چون به (سزای) آنچه با دستاوردشان پیش فرستاده‌اند، صدمه‌ای بدیشان در رسد، به ناگاه نومید می‌شوند. quran_en_fa See they not that Allah enlarges the provision and restricts it, to whomsoever He pleases? Verily in that are Signs for those who believe. آیا ندانسته‌اند که خدا رزق و روزی را برای هرکه بخواهد فراخ و گشاده قرار می‌دهد و [برای هر که بخواهد] تنگ می‌گیرد؟ یقینا در این [برنامه] نشانه هایی است برای مردمی که ایمان دارند.///آیا ندانسته‌اند که خدا رزق و روزی را برای هرکه بخواهد فراخ و گشاده قرار می‌دهد و [برای هر که بخواهد] تنگ می‌گیرد؟ یقینا در این [برنامه] نشانه هایی است برای مردمی که ایمان دارند.///آیا نمى‌بینند که خدا روزى هر کس را که بخواهد فراوان مى‌کند یا او را تنگ روزى مى‌سازد؟ در این عبرتهایى است براى مردمى که ایمان مى‌آورند.///آیا ندانسته‌اند که [این‌] خداست که روزى را براى هر که بخواهد فراخ مى‌کند یا تنگ مى‌گرداند؟ قطعا در این [امر] براى مردمى که ایمان مى‌آورند عبرت‌هاست///آیا ندانسته‌اند که [این‌] خداست که روزى را براى هر کس که بخواهد فراخ یا تنگ مى‌گرداند؟ قطعا در این [امر] براى مردمى که ایمان مى‌آورند عبرتهاست.///آیا ندیدند که خداوند براى هر کس بخواهد روزى را گسترش مى‌دهد و یا تنگ مى‌سازد؟ البته در این امر براى کسانى که ایمان مى‌آورند، نشانه‌هایى است.///آیا ندیدند که همانا خدا هر که را خواهد وسیع روزی کند و هر که را خواهد تنگ روزی گرداند؟ همانا در این امر ادله روشنی (از حکمت الهی) برای اهل ایمان پدیدار است.///آیا ندانسته‌اند که خداوند بی‌گمان روزی را برای هر کس که بخواهد گشاده و [برای هر کس که بخواهد] تنگ می‌دارد، بی‌شک در این امر برای اهل ایمان مایه‌های عبرت است‌///آیا ندیدند که خداوند روزی را برای هر کس بخواهد گسترده یا تنگ می‌سازد؟! در این نشانه‌هایی است برای گروهی که ایمان می‌آورند.///آیا ندیدند که خدا فراخ گرداند روزی را برای هر که خواهد و تنگ سازد همانا در این است آیتهائی برای گروهی که ایمان آرند///آیا و ندیدند که همواره خدا روزی را برای هر کس بخواهد فراخ می‌گرداند و (یا) تنگ می‌کند؟ بی‌گمان در این (جریان) برای گروهی که ایمان می‌آورند نشانه‌هاست. quran_en_fa So give what is due to kindred, the needy, and the wayfarer. That is best for those who seek the Countenance, of Allah, and it is they who will prosper. پس [با توجه به فراخ بخشی خدا در روزی و رزق] حق خویشاوند و مسکین و در راه مانده را بده. این انفاق برای آنان که خشنودی خدا را می‌خواهند بهتر است؛ و اینان [که حقوق مالی را می‌پردازند] همان رستگارانند.///پس [با توجه به فراخ بخشی خدا در روزی و رزق] حق خویشاوند و مسکین و در راه مانده را بده. این انفاق برای آنان که خشنودی خدا را می‌خواهند بهتر است؛ و اینان [که حقوق مالی را می‌پردازند] همان رستگارانند.///حق خویشاوند و مسکین و در راه مانده را ادا کن. این بهتر است براى کسانى که خشنودى خدا را مى‌جویند و ایشان رستگارانند.///پس حق خویشاوند و تنگدست و در راه مانده را ادا کن. این [انفاق‌] براى کسانى که خواهان خشنودى خدایند بهتر است، و چنین کسانى رستگارند///پس حق خویشاوند و تنگدست و در راه‌مانده را بده. این [انفاق‌] براى کسانى که خواهان خشنودى خدایند بهتر است، و اینان همان رستگارانند.///[اکنون که دانستى رزق به دست خداست،] پس حق خویشاوند و تنگدست و در راه مانده را ادا کن! این کار براى کسانى که خواهان خشنودى خدا هستند، بهتر است و آنان همان رستگارانند.///پس حقوق ارحام و خویشان و مسکینان و در راه ماندگان را ادا کن که این برای آنان که مشتاق لقای خدا هستند بهترین کار است و هم اینان (که نیکی کنند) رستگاران عالمند.///پس به خویشاوند حقش را بده و نیز به بینوا و در راه مانده، این برای کسانی که در طلب خشنودی الهی هستند بهتر است و اینانند که رستگارانند///پس حق نزدیکان و مسکینان و در راه‌ماندگان را ادا کن! این برای آنها که رضای خدا را می‌طلبند بهتر است، و چنین کسانی رستگارانند.///پس بده به خویشاوندان بهره‌اش را و بینوا و وامانده در راه این نکوتر است برای آنان که خواهانند روی خدا و آنانند رستگاران‌///پس حق خویشاوند نزدیکتر را و (حق) تنگدست و در راه مانده را بده. این (انفاق) برای کسانی که خواهان خشنودی خدایند خوب و خوب‌تر است و ایشان، (هم) اینان رستگارکنندگانند. quran_en_fa That which ye lay out for increase through the property of (other) people, will have no increase with Allah: but that which ye lay out for charity, seeking the Countenance of Allah, (will increase): it is these who will get a recompense multiplied. اموال و اجناسی را که [به صورت وام] به ربا می‌دهید تا در میان اموال مردم فزونی یابد، نزد خدا فزونی نخواهد یافت؛ و آنچه از زکات می‌دهید که [به سبب پرداختنش] خشنودی خدا را می‌خواهید [مایه فزونی است]؛ پس این زکات دهندگانند که مال و ثوابشان دو چندان می‌شود.///اموال و اجناسی را که [به صورت وام] به ربا می‌دهید تا در میان اموال مردم فزونی یابد، نزد خدا فزونی نخواهد یافت؛ و آنچه از زکات می‌دهید که [به سبب پرداختنش] خشنودی خدا را می‌خواهید [مایه فزونی است]؛ پس این زکات دهندگانند که مال و ثوابشان دو چندان می‌شود.///مالى که به ربا مى‌دهید تا در اموال مردم افزون شود، نزد خدا هیچ افزون نمى‌شود؛ و مالى که براى خشنودى خدا از بابت زکات مى‌پردازید، کسانى که چنین کنند پاداش مضاعف دارند.///و آنچه [به عنوان‌] ربا داده‌اید تا در اموال مردم فزونى یابد، [بدانید که‌] نزد خدا زیاد نمى‌شود [و برکتى ندارد]، ولى آنچه از زکات براى رضاى خدا مى‌دهید، آنانند که [مالشان را] چند برابر مى‌کنند///و آنچه [به قصد] ربا مى‌دهید تا در اموال مردم سود و افزایش بردارد، نزد خدا فزونى نمى‌گیرد؛ و [لى‌] آنچه را از زکات -در حالى که خشنودى خدا را خواستارید- دادید، پس آنان همان فزونى‌یافتگانند [و مضاعف مى‌شود].///و آنچه شما به [رسم] ربا دادید که بر اموال مردم [رباخوار] افزوده شود، پس نزد خداوند فزونى نخواهد یافت. و آنچه را به عنوان زکات مى‌پردازید و رضاى خدا را مى‌طلبید، پس آنان [پاداشى] چند برابر دارند.///و آن سودی که شما به رسم ربا دادید که بر اموال مردم (ربا خوار) بیفزاید (و یا هدیه به اغنیاء دهید تا خود نفع زیاد دنیوی برید) نزد خدا هرگز نیفزاید (بلکه محو و نابود شود) و آن زکاتی که از روی شوق و اخلاص به خدا (به فقیران) دادید (ثوابش چندین برابر شود و) همین زکات دهندگان هستند که (نزد حق ثواب و برکات و دارایی) چند برابر دارند.///و هر ربایی که بدهید که بهره شما را از اموال مردم افزونتر کند، [در حقیقت‌] نزد خداوند افزایش ندارد، و هر زکاتی -که در طلب خشنودی الهیبپردازید، اینان افزایش‌یاب هستند///آنچه بعنوان ربا می‌پردازید تا در اموال مردم فزونی یابد، نزد خدا فزونی نخواهد یافت؛ و آنچه را بعنوان زکات می‌پردازید و تنها رضای خدا را می‌طلبید (مایه برکت است؛ و) کسانی که چنین می‌کنند دارای پاداش مضاعفند.///و آنچه آرید از ربایی (سود) که بیفزاید در مالهای مردم پس فزونی نگیرد نزد خدا و آنچه آرید از زکاتی که خواهید بدان روی خدا را پس آنانند فزونی‌گیرندگان‌///و آنچه از ربا دادید تا در اموال مردمان (سود و) افزایشی کند، نزد خدا فزونی ندارد و (اما) آنچه را از زکات - در حالی که خشنودی خدا را خواستارید - دادید، ایشان، (هم) اینان فزونی‌دهندگانند. quran_en_fa It is Allah Who has created you: further, He has provided for your sustenance; then He will cause you to die; and again He will give you life. Are there any of your (false) "Partners" who can do any single one of these things? Glory to Him! and high is He above the partners they attribute (to him)! خداست که شما را آفرید، آن گاه به شما روزی داد، سپس شما را می‌میراند، و پس از آن شما را زنده می‌کند؛ آیا از معبودان شما کسی هست که چیزی از این [کارها] را انجام دهد؟ او منزه و برتر است از اینکه به او شرک ورزند.///خداست که شما را آفرید، آن گاه به شما روزی داد، سپس شما را می‌میراند، و پس از آن شما را زنده می‌کند؛ آیا از معبودان شما کسی هست که چیزی از این [کارها] را انجام دهد؟ او منزه و برتر است از اینکه به او شرک ورزند.///خداست آن که شما را بیافرید، سپس روزى داد، سپس مى‌میراند، سپس زنده مى‌کند. آیا کسانى که شریک خدا مى‌سازید، هیچ از این کارها توانند؟ منزه است او و از هر چه برایش شریک مى‌آورند برتر است.///خدا کسى است که شما را آفرید، سپس به شما روزى داد، سپس شما را مى‌میراند و پس از آن زنده مى‌کند. آیا در میان شریکان شما کسى هست که کارى از این [قبیل‌] کند؟ منزه است او، و فراتر است از آنچه [با وى‌] شریک مى‌کنند///خدا همان کسى است که شما را آفرید، سپس به شما روزى بخشید، آنگاه شما را مى‌میراند و پس از آن زنده مى‌گرداند. آیا در میان شریکان شما کسى هست که کارى از این [قبیل‌] کند؟ منزه است او، و برتر است از آنچه [با وى‌] شریک مى‌گردانند.///خداوند کسى است که شما را آفرید، سپس به شما روزى داد، آن‌گاه شما را مى‌میراند، سپس زنده مى‌کند. آیا از شریک‌هایى که شما براى خدا گرفته‌اید، کسى هست که ذره‌اى از این کارها را انجام دهد؟ او منزه و برتر است از آنچه شریکش قرار مى‌دهند.///خداست آن کسی که شما را خلق کرده و روزی بخشیده سپس بمیراند و باز (در قیامت) زنده گرداند، آیا آنان را که شریک خدا دانید هیچ از این کارها توانند کرد؟ خدا از آنچه به او شریک گیرند پاک و منزه‌تر و بالاتر است.///خداوند کسی است که شما را آفرید و سپس روزیتان بخشید، سپس شما را می‌میراند، سپس زنده می‌دارد، آیا از شریکانی که قائلید هیچ کدام هست که چیزی از این کارها را انجام دهد؟ او منزه و از آنچه شریکش می‌آورند فراتر است‌///خداوند همان کسی است که شما را آفرید، سپس روزی داد، بعد می‌میراند، سپس زنده می‌کند؛ آیا هیچ یک از همتایانی که برای خدا قرار داده‌اید چیزی از این کارها را می‌توانند انجام دهند؟! او منزه و برتر است از آنچه همتای او قرار می‌دهند.///خدا است آنکه آفرید شما را پس روزیتان داد پس بمیراند شما را و سپس زنده سازدتان آیا هست از شریکان شما آنکه بکند از اینها چیزی را او منزه و برتر است از آنچه شرک می‌ورزند///خدا که شما را آفرید، سپس به شما روزی داد، سپس شما را می‌میراند، سپس شما را زنده می‌گرداند؛ آیا در میان شریکانتان هرگز کسی هست که هیچ کاری از این (قبیل) کند؟ او منزه و برتر است از آنچه (با وی) شریک می‌گردانند. quran_en_fa Mischief has appeared on land and sea because of (the meed) that the hands of men have earned, that (Allah) may give them a taste of some of their deeds: in order that they may turn back (from Evil). در خشکی و دریا به سبب اعمال زشتی که مردم به دست خود مرتکب شدند، فساد و تباهی نمودار شده است تا [خدا کیفر] برخی از آنچه را انجام داده‌اند به آنان بچشاند، باشد که [از گناه و طغیان] برگردند.///در خشکی و دریا به سبب اعمال زشتی که مردم به دست خود مرتکب شدند، فساد و تباهی نمودار شده است تا [خدا کیفر] برخی از آنچه را انجام داده‌اند به آنان بچشاند، باشد که [از گناه و طغیان] برگردند.///به سبب اعمال مردم، فساد در خشکى و دریا آشکار شد تا به آنان جزاى بعضى از کارهایشان را بچشاند، باشد که بازگردند.///فساد و تباهى در خشکى و دریا به سبب آنچه دست‌هاى مردم [از گناهان‌] فراهم آورده پدیدار گشت، تا [سزاى‌] بعضى از آنچه را کرده‌اند به آنان بچشاند، باشد که [به حق‌] باز گردند///به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده، فساد در خشکى و دریا نمودار شده است، تا [سزاى‌] بعضى از آنچه را که کرده‌اند به آنان بچشاند، باشد که بازگردند.///به خاطر کارهایى که مردم کرده‌اند، فساد در خشکى و دریا آشکار شده است، تا [خداوند] کیفر بعضى اعمالشان را به آنان بچشاند، شاید [به سوى حق] بازگردند.///فساد و پریشانی به کرده بد خود مردم در همه بر و بحر زمین پدید آمد تا خدا هم کیفر بعضی اعمالشان را به آنها بچشاند، باشد که (از گنه پشیمان شده و به درگاه خدا) باز گردند.///به خاطر کار و کردار مردم، تباهی در بر و بحر فراگیر شده است، تا [خداوند] جزای بخشی از کار و کردارشان را به آنان بچشاند، باشد که بازگردند [و به خود آیند]///فساد، در خشکی و دریا بخاطر کارهایی که مردم انجام داده‌اند آشکار شده است؛ خدا می‌خواهد نتیجه بعضی از اعمالشان را به آنان بچشاند، شاید (بسوی حق) بازگردند!///پدیدار شد تباهی در دشت و دریا بدانچه فراهم کرد دستهای مردم تا چشاندشان پاره‌ای از آنچه کردند شاید بازگردند///با دستاوردهای مردم، فساد در خشکی و دریا نمودار شد، تا (خدا) بعضی از آنچه را که کرده‌اند به آنان بچشاند، شاید باز گردند. quran_en_fa Say: "Travel through the earth and see what was the end of those before (you): Most of them worshipped others besides Allah." بگو: در زمین بگردید پس با تأمل بنگرید که سرانجام کسانی که پیش‌تر بودند [و مرتکب کار زشت شدند] چگونه بود؟ بیشتر آنان مشرک بودند.///بگو: در زمین بگردید پس با تأمل بنگرید که سرانجام کسانی که پیش‌تر بودند [و مرتکب کار زشت شدند] چگونه بود؟ بیشتر آنان مشرک بودند.///بگو: در زمین بگردید و بنگرید که عاقبت پیشینیان که بیشترینشان از مشرکان بودند چگونه بوده است.///بگو: در زمین بگردید و بنگرید عاقبت گذشتگان که بیشترشان مشرک بودند چگونه شد///بگو: «در زمین بگردید و بنگرید فرجام کسانى که پیشتر بوده [و] بیشترشان مشرک بودند چگونه بوده است.»///بگو: «در زمین بگردید، پس بنگرید عاقبت کسانى که پیش از شما [زندگى مى‌کردند و] بیشترشان مشرک بودند، چگونه بود؟»///بگو که در زمین سیر کنید پس بنگرید تا عاقبت طوایف پیش از خود که اکثرشان (کافر و) مشرک بودند چه شد؟///بگو در زمین سیر و سفر کنید و بنگرید سرانجام کسانی که پیشتر بودند چگونه بوده است؟ که بیشترشان مشرک بودند///بگو: «در زمین سیر کنید و بنگرید عاقبت کسانی که قبل از شما بودند چگونه بود؟ بیشتر آنها مشرک بودند!///بگو بگردید در زمین پس بنگرید چگونه بود فرجام آنان که از پیش بودند بیشتر ایشان شرک‌ورزندگان‌///بگو: «در زمین بگردید. پس بنگرید فرجام کسانی که از پیش بودند چگونه بوده است. (آنان) بیشترشان مشرکان بوده‌اند.» quran_en_fa But set thou thy face to the right Religion before there come from Allah the Day which there is no chance of averting: on that Day shall men be divided (in two). پس [با توجه به بی پایه بودن شرک] با همه وجودت به سوی این دین درست و استوار روی آور پیش از آنکه روزی فرا رسد که از سوی خدا هیچ بازگشتی برای آن نیست، آن روز [همه مردم] دسته دسته و گروه گروه شوند.///پس [با توجه به بی پایه بودن شرک] با همه وجودت به سوی این دین درست و استوار روی آور پیش از آنکه روزی فرا رسد که از سوی خدا هیچ بازگشتی برای آن نیست، آن روز [همه مردم] دسته دسته و گروه گروه شوند.///به دین پاک پایدار روى بیاور، پیش از آنکه روزى فرا رسد که از امر خدا بازگشتنش نباشد. در آن روز مردم دو گروه شوند:///پس روى خود را به سوى این آیین استوار، فرادار پیش از آن که روزى فرا رسد که از جانب خدا برگشتى ندارد، و در آن روز [مردم‌] به گروه‌هایى [بهشتى و دوزخى‌] تقسیم مى‌شوند///پس به سوى این دین پایدار روى بیاور، پیش از آنکه روزى از جانب خدا فرا رسد که برگشت‌ناپذیر باشد، و در آن روز [مردم‌] دسته دسته مى‌شوند.///پس به دین استوار ایمان بیاور، پیش از آن که روزى بیاید که براى آن برگشتى از [قهر] خدا ممکن نیست. در آن روز، مردم از هم جدا [و دسته دسته] مى‌شوند.///پس تو روی به دین استوار (اسلام و خدا پرستی) آور پیش از آنکه روزی بیاید که هیچ کس نتواند از امر خدا آن را برگرداند (و) در آن روز (بزرگ قیامت) خلایق فرقه فرقه شوند (گروهی دوزخی و گروهی بهشتی گردند).///پس روی دلت را -پیش از آنکه روزی بی‌بازگشت از جانب خداوند فرارسد و مردم از هم جدا شوندبه سوی دین استوار بدار///روی خود را بسوی آیین مستقیم و پایدار بدار، پیش از آنکه روزی فرا رسد که هیچ کس نمی‌تواند آن را از خدا بازگرداند؛ در آن روز مردم به گروه‌هایی تقسیم می‌شوند:///پس راست کن روی خود را بسوی دین استوار پیش از آنکه بیاید روزی که نیستش بازگشتی از خدا آن روز شکافته شوند از هم‌///پس برای دین پرارزش به‌پاخاسته‌ی پایدار، چهرة (فطری و عقلانی) ‌ات را به پادار؛ پیش از آنکه روزی فرا رسد که از جانب خدا هرگز برگشتی ندارد. در آن روز (مردم) از پیوندهای سختشان - و از یکدیگر- به سختی از هم گسسته می‌گردند. quran_en_fa Those who reject Faith will suffer from that rejection: and those who work righteousness will spread their couch (of repose) for themselves (in heaven): کسانی که کافر شوند کفرشان به زیان خود آنان است، و آنان که کار شایسته انجام دهند، [بستر امن و آسایشی و اقامت گاه جاویدی] برای خود آماده می‌کنند،///کسانی که کافر شوند کفرشان به زیان خود آنان است، و آنان که کار شایسته انجام دهند، [بستر امن و آسایشی و اقامت گاه جاویدی] برای خود آماده می‌کنند،///کسانى که کافر باشند کفرشان به زیانشان باشد و آنها که کارى شایسته کرده باشند براى خود پاداشى نیکو آماده کرده‌اند.///هر که کفر ورزد، کفرش به زیان اوست، و کسانى که کار شایسته کنند، پس [فرجام نیک را] به سود خودشان آماده مى‌کنند///هر که کفر ورزد، کفرش به زیان اوست، و کسانى که کار شایسته کنند، [فرجام نیک را] به سود خودشان آماده مى‌کنند.///هر کس کفر ورزد، کفرش به زیان اوست. و کسانى که کارهای شایسته کنند، [سعادت ابدى را] براى خود آماده مى‌کنند.///هر که به راه کفر (و عصیان) رود زیان کفرش بر خود اوست و هر که صالح و نیکوکار شود چنین کسانی برای شخص خود (در بهشت) آسایشگاهی خوش فراهم می‌سازند.///هر کس کفرورزد، کیفر کفرش بر اوست، و کسانی که کرداری شایسته پیشه کنند، برای خودشان پیش‌اندیشی کرده‌اند///هر کس کافر شود، کفرش بر زیان خود اوست؛ و آنها که کار شایسته انجام دهند، به سود خودشان آماده می‌سازند.///هر که کفر ورزد پس بر او است کفرش و هر که کار نکو کند پس برای خویش آماده می‌کنند///هر کس کفر ورزد، کفرش به زیان خود اوست و کسانی که کار شایسته‌ای کنند، به سود خودهاشان (گهواره‌وار) آماده می‌سازند. quran_en_fa That He may reward those who believe and work righteous deeds, out of his Bounty. For He loves not those who reject Faith. تا خدا به کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند از فضل خود پاداش دهد [و کافران را از رحمتش محروم کند]؛ زیرا خدا کافران را دوست ندارد.///تا خدا به کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند از فضل خود پاداش دهد [و کافران را از رحمتش محروم کند]؛ زیرا خدا کافران را دوست ندارد.///تا کسانى را که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند از فضل خود پاداش دهد. زیرا خدا کافران را دوست ندارد.///تا کسانى را که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند از فضل خویش پاداش دهد همانا او کافران را دوست نمى‌دارد///تا [خدا] کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، به فضل خویش پاداش دهد، که او کافران را دوست نمى‌دارد.///تا [خداوند] کسانى را که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند، از فضل خویش پاداش دهد، [و کافران را محروم کند، زیرا] او کافران را دوست نمى‌دارد.///تا خدا از فضل و کرم به آنان که ایمان آورده و نیکوکار شدند پاداش دهد، که او کافران را دوست ندارد.///تا کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، از فضل خویش جزا دهد، چرا که او کافران را دوست ندارد///این برای آن است که خداوند کسانی را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، از فضلش پاداش دهد؛ او کافران را دوست نمی‌دارد!///تا پاداش دهد آنان را که ایمان آوردند و کارهای نکو کردند از فضلش همانا او دوست ندارد کافران را///تا (خدا) کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته (ی ایمانشان) کرده‌اند، از فضل خویش پاداش دهد. او بی‌گمان کافران را دوست نمی‌دارد. quran_en_fa Among His Signs is this, that He sends the Winds, as heralds of Glad Tidings, giving you a taste of His (Grace and) Mercy,- that the ships may sail (majestically) by His Command and that ye may seek of His Bounty: in order that ye may be grateful. و از نشانه‌های [قدرت و ربوبیت] او این است که بادها را مژده دهنده می‌فرستد، و تا بخشی از [باران] رحمتش را به شما بچشاند، و تا کشتی‌ها [به وسیله بادها] به فرمان او حرکت کنند، و نیز برای اینکه از رزق و روزی او بجویید، و باشد که شما سپاس گزاری کنید.///و از نشانه‌های [قدرت و ربوبیت] او این است که بادها را مژده دهنده می‌فرستد، و تا بخشی از [باران] رحمتش را به شما بچشاند، و تا کشتی‌ها [به وسیله بادها] به فرمان او حرکت کنند، و نیز برای اینکه از رزق و روزی او بجویید، و باشد که شما سپاس گزاری کنید.///و از نشانه‌هاى قدرت او آنکه بادهاى مژده‌دهنده را مى‌فرستد، تا رحمت خود را به شما بچشاند و تا کشتیها به فرمان او روان باشند و از فضل او روزى بجویید. باشد که سپاس گویید.///و از نشانه‌هاى او این است که بادها را بشارت دهنده مى‌فرستد، و تا بخشى از [باران‌] رحمتش را به شما بچشاند و تا کشتى‌ها به فرمان او روان شوند، و شما از فضل او [روزى‌] بجویید، باشد که شکرگزار باشید///و از نشانه‌هاى او این است که بادهاى بشارت‌آور را مى‌فرستد، تا بخشى از رحمتش را به شما بچشاند و تا کشتى به فرمانش روان گردد، و تا از فضل او [روزى‌] بجویید، و امید که سپاسگزارى کنید.///و از نشانه‌هاى او این است که بادها را مژده‌رسان [پیشاپیش باران] مى‌فرستد، تا از رحمتش به شما بچشاند و کشتى‌ها به فرمانش حرکت کنند، و شما از فضل او [روزى] بجویید، شاید شکرگزارى کنید.///و از جمله آیات (قدرت) او آن است که بادهای بشارت آور می‌فرستد (تا شما را مژده آرد) و تا شما را به چیزی از رحمت (بی‌انتهای) خود بهره‌مند گرداند و تا کشتی به فرمان او روان گردد و تا از فضل و کرمش (انواع نعمتها) تحصیل کنید، و باشد که شکر (نعمتش) به جای آرید.///و از آیات او این است بادها را بشارت‌دهنده [باران رحمت‌] می‌فرستد تا به شما از رحمت خویش بچشاند، و تا کشتیها به امر او جریان یابند، و شما از فضل او در طلب روزی خود بر آیید، باشد که سپاس بگزارید///و از آیات (عظمت) خدا این است که بادها را بعنوان بشارتگرانی می‌فرستد تا شما را از رحمتش بچشاند (و سیراب کند) و کشتیها بفرمانش حرکت کنند و از فضل او بهره گیرید؛ شاید شکرگزاری کنید.///و از آیتهایش آنکه بفرستد بادها را مژده‌دهندگان و تا چشاندتان از رحمتش و تا روان شود کشتی به فرمانش و تا جوئید روزی را از فضلش و شاید سپاسگزارید///و از نشانه‌های اوست که بادها را - در حالی‌که بشارت‌آورند - می‌فرستد و تا بخشی از رحمتش را به شما بچشاند و تا کشتی به فرمانش روان گردد و تا از فضل او (روزی) بجویید و شاید شما سپاسگزاری کنید. quran_en_fa We did indeed send, before thee, messengers to their (respective) peoples, and they came to them with Clear Signs: then, to those who transgressed, We meted out Retribution: and it was due from Us to aid those who believed. و به راستی پیش از تو پیامبرانی را به سوی قومشان فرستادیم که برای آنان دلایل روشن آوردند، سپس ما از آنان که مرتکب گناه شدند، انتقام گرفتیم [و مؤمنان را یاری دادیم]؛ و یاری مؤمنان حقی بر عهده ماست.///و به راستی پیش از تو پیامبرانی را به سوی قومشان فرستادیم که برای آنان دلایل روشن آوردند، سپس ما از آنان که مرتکب گناه شدند، انتقام گرفتیم [و مؤمنان را یاری دادیم]؛ و یاری مؤمنان حقی بر عهده ماست.///و پیش از تو پیامبرانى را بر قومشان فرستادیم. آنان با دلیلهاى روشن خود نزدشان آمدند. و ما از کسانى که گناه کردند انتقام گرفتیم، و یارى دادن مؤمنان بر عهده ما بود.///و همانا پیش از تو فرستادگانى به سوى قومشان گسیل داشتیم، پس دلایل آشکار برایشان آوردند، آن‌گاه از کسانى که مرتکب جرم شدند انتقام گرفتیم و نصرت مؤمنان حقى است بر عهده‌ى ما///و در حقیقت، پیش از تو فرستادگانى به سوى قومشان گسیل داشتیم، پس دلایل آشکار برایشان آوردند، و از کسانى که مرتکب جرم شدند انتقام گرفتیم، و یارى‌کردن مؤمنان بر ما فرض است.///و البته ما پیش از تو پیامبرانى را به سوى قومشان فرستادیم، پس آنان دلایل روشن براى مردم آوردند، [عده‌ای کافر شدند و برخى مؤمن،] پس، از مجرمان انتقام گرفتیم، و یارى مؤمنان حقى است بر عهده‌ی ما.///و ما پیش از تو پیمبرانی به سوی قومشان فرستادیم و آنها معجزات و ادله روشن بر آنان آوردند، پس از کافران بدکار انتقام کشیدیم، و بر ما نصرت و یاری اهل ایمان حتم است.///و به راستی پیش از تو پیامبرانی به سوی قومشان فرستادیم، آنگاه ایشان معجزات را به نزد آنان آوردند [و با انکار مواجه شدند] و ما از کسانی که گناه [و بد عملی‌] کرده بودند، انتقام گرفتیم، و یاری رساندن به مؤمنان حقی است که بر عهده ماست‌///و پیش از تو پیامبرانی را بسوی قومشان فرستادیم؛ آنها با دلایل روشن به سراغ قوم خود رفتند، ولی (هنگامی که اندرزها سودی نداد) از مجرمان انتقام گرفتیم (و مؤمنان را یاری کردیم)؛ و یاری مؤمنان، همواره حقی است بر عهده ما!///و هر آینه فرستادیم پیش از تو فرستادگانی بسوی قوم خویش پس بیامدندشان به روشنائیها پس انتقام گرفتیم از آنان که گناه کردند و هست حقی بر ما یاری کردن مؤمنان‌///و به‌راستی، پیش از تو فرستادگانی را سوی قومشان به‌درستی گسیل داشتیم، پس دلایل آشکار برایشان آوردند. پس از کسانی که مرتکب جرم شدند انتقام گرفتیم. و یاری کردن مؤمنان بر عهده‌ی ما حقی (ثابت) بوده است. quran_en_fa It is Allah Who sends the Winds, and they raise the Clouds: then does He spread them in the sky as He wills, and break them into fragments, until thou seest rain-drops issue from the midst thereof: then when He has made them reach such of his servants as He wills behold, they do rejoice!- خداست که بادها را می‌فرستد تا ابری را برمی انگیزد، پس آن را در آسمان آن گونه که بخواهد می‌گستراند و به صورت بخش بخش و پاره‌های مختلف در می‌آورد، پس باران را می‌بینی که از لابه لای آن بیرون می‌آید و چون آن را به هرکس از بندگانش که بخواهد می‌رساند، آن گاه شادمان و خوشحال می‌شوند.///خداست که بادها را می‌فرستد تا ابری را برمی انگیزد، پس آن را در آسمان آن گونه که بخواهد می‌گستراند و به صورت بخش بخش و پاره‌های مختلف در می‌آورد، پس باران را می‌بینی که از لابه لای آن بیرون می‌آید و چون آن را به هرکس از بندگانش که بخواهد می‌رساند، آن گاه شادمان و خوشحال می‌شوند.///خداست که بادها را مى‌فرستد تا ابرها را برانگیزد و چنان که خواهد بر آسمان بگسترد، و آن را پاره‌پاره کند و بینى که باران از خلال ابرها بیرون مى‌آید. و چون باران را به هر که خواهد از بندگانش برساند شادمان شوند،///خداست که بادها را مى‌فرستد، تا ابرى را حرکت دهند، سپس آن را در آسمان آن‌گونه که بخواهد مى‌گسترد و آن را قطعه‌هایى روى هم قرار مى‌دهد، سپس باران را مى‌بینى که از لابه‌لاى آن بیرون مى‌آید، و چون آن را به هر کس از بندگانش که خواهد برساند، به ناگاه آنان///خدا همان کسى است که بادها را مى‌فرستد و ابرى برمى‌انگیزد و آن را در آسمان -هر گونه بخواهد- مى‌گستراند و انبوهش مى‌گرداند، پس مى‌بینى باران از لابلاى آن بیرون مى‌آید. و چون آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد، رسانید، بناگاه آنان شادمانى مى‌کنند.///خداوند کسى است که بادها را مى‌فرستد و ابرى برمى‌انگیزد و آن را در آسمان، هرگونه بخواهد، مى‌گستراند، و آن را بخش­بخش مى‌کند، پس مى‌بینى که باران از لابه‌لاى آن بیرون مى‌زند. پس چون آن [باران] را به کسانی از بندگانش که بخواهد برساند، آنان شادمان می‌شوند.///خدا آن کسی است که بادها را می‌فرستد که ابر را در فضا برانگیزد پس به هر گونه که مشیتش تعلق گیرد در اطراف آسمان متصل و منبسط کند و باز متفرق گرداند، آن گاه باران را بنگری که قطره قطره از درونش بیرون ریزد، و چون آن را به (کشتزار و صحرای) هر قومی از بندگانش که بخواهد فرو بارد به یک لحظه آن قوم مسرور و شادمان گردند.///خداوند کسی است که بادها را می‌فرستد که ابرها را بر می‌انگیزد، و آن را در آسمان هرگونه که بخواهد می‌گستراند، و آن را پاره‌پاره می‌کند، و باران درشت قطره را بینی که از لابلای آن می‌تراود، و چون آن را به هر یک از بندگانش که بخواهد برساند، آنگاه است که شادی می‌کنند///خداوند همان کسی است که بادها را می‌فرستد تا ابرهایی را به حرکت در آورند، سپس آنها را در پهنه آسمان آن گونه که بخواهد می‌گستراند و متراکم می‌سازد؛ در این هنگام دانه‌های باران را می‌بینی که از لا به لای آن خارج می‌شود، هنگامی که این (باران حیاتبخش) را به هر کس از بندگانش که بخواهد می‌رساند، ناگهان خوشحال می‌شوند …///خدا است آنکه می‌فرستد بادها را پس برانگیزد ابری پس پهن سازدش در آسمان هر گونه خواهد و بگرداندش پاره‌هائی و بینی باران را برون آید از شکافهایش تا گاهی که رساندش به هر که خواهد از بندگان خویش ناگاه ایشانند شادمانی‌کنان‌///خداست که بادها را می‌فرستد، پس ابری بر می‌انگیزد، پس آن را در آسمان - هر گونه بخواهد - می‌گستراند و انبوهش می‌گرداند. پس می‌بینی دانه‌های باران از لابه‌لای آن بیرون می‌آید. پس چون آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد، رسانید، به ناگاه آنان (از آن رحمت) نوید می‌طلبند؛ quran_en_fa Even though, before they received (the rain) - just before this - they were dumb with despair! و همانا پیش از آنکه باران بر آنان نازل شود، [آری] پیش از آن مأیوس و ناامید بودند.///و همانا پیش از آنکه باران بر آنان نازل شود، [آری] پیش از آن مأیوس و ناامید بودند.///اگر چه پیش از آنکه باران بر آنها ببارد نومید بوده‌اند.///و البته پیش از آن که باران بر ایشان نازل گردد، [آرى‌] پیش از آن ناامید بودند///و قطعا پیش از آنکه بر ایشان فرو ریزد، [آرى،] پیش از آن سخت نومید بودند.///و هر چند پیش از آن که بر آنان فروفرستاده شود، [آرى،] پیش از آن، نومید بودند.///و همانا پیش از آنکه باران (رحمت حق) بر آنان ببارد به حال یأس و نومیدی می‌زیستند.///و بی‌شک پیش از آنکه برایشان فرو فرستاده شود [آری‌] پیش از آن نومید بودند///و قطعا پیش از آنکه بر آنان نازل شود مایوس بودند!///و اگرچه بودند پیش از آنکه فرستاده شود بر ایشان پیش از آن پژمردگان‌///گر چه پیش از آنکه بر (سر و سامان) شان فرو ریزد، پیش از آن، ناامید و مأیوس بوده‌اند. quran_en_fa Then contemplate (O man!) the memorials of Allah's Mercy!- how He gives life to the earth after its death: verily the same will give life to the men who are dead: for He has power over all things. پس با تأمل به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس از مردگی اش زنده می‌کند، بی تردید این [خدای قدرتمند] زنده کننده مردگان است و او بر هر کاری تواناست.///پس با تأمل به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس از مردگی اش زنده می‌کند، بی تردید این [خدای قدرتمند] زنده کننده مردگان است و او بر هر کاری تواناست.///پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس از مردنش زنده مى‌کند. چنین خدایى زنده‌کننده مردگان است و بر هر کارى تواناست.///پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس از مرگش زنده مى‌کند. به یقین چنین خدایى زنده کننده‌ى مردگان است و او بر هر چیزى تواناست///پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس از مرگش زنده مى‌گرداند. در حقیقت، هم اوست که قطعا زنده‌کننده مردگان است، و اوست که بر هر چیزى تواناست.///پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را بعد از مرگش زنده مى‌کند. همانا خداست زنده‌کننده‌ى مردگان. و او بر هر چیزى تواناست.///پس (ای بشر دیده باز کن و) آثار رحمت (نامنتهای) الهی را مشاهده کن که چگونه زمین را پس از مرگ (و دستبرد خزان باز به نفس باد بهار) زنده می‌گرداند! محققا همان خداست که مردگان را هم (پس از مرگ) باز زنده می‌کند و او بر همه امور عالم تواناست.///پس به آثار رحمت الهی بنگر که چگونه زمین را پس از پژمردنش زنده می‌دارد، هموست که زندگی بخش مردگان است و او بر هر کاری تواناست‌///به آثار رحمت الهی بنگر که چگونه زمین را بعد از مردنش زنده می‌کند؛ چنین کسی (که زمین مرده را زنده کرد) زنده‌کننده مردگان (در قیامت) است؛ و او بر همه چیز تواناست!///پس بنگر بسوی آثار رحمت خدا چسان زنده سازد زمین را پس از مرگش همانا آن است زنده‌سازنده مردگان و او است بر همه چیز توانا///پس به پیامدهای رحمت خدا بنگر (که) چگونه زمین را پس از مرگش زنده می‌گرداند. این (خدای توانا) بی‌گمان مردگان را به‌راستی زنده می‌گرداند و او بر هر چیزی بسی تواناست. quran_en_fa And if We (but) send a Wind from which they see (their tilth) turn yellow,- behold, they become, thereafter, Ungrateful (Unbelievers)! و اگر بادی [سوزان و زیانبار] بفرستیم، پس آن [کشت و زرع] را زرد شده ببینند، پس از آن [به جای جبران گناهانی که سبب این آسیب شده] ناسپاس می‌شوند.///و اگر بادی [سوزان و زیانبار] بفرستیم، پس آن [کشت و زرع] را زرد شده ببینند، پس از آن [به جای جبران گناهانی که سبب این آسیب شده] ناسپاس می‌شوند.///و اگر بادى بفرستیم که کشته‌ها را زرد ببینند، از آن پس همه کافر شوند.///و اگر بادى [آفت زا] بفرستیم و کشت خود را زرد شده ببینند، قطعا از آن پس [به جاى تنبه‌] کافر مى‌شوند///و اگر بادى [آفت‌زا] بفرستیم و [کشت خود را] زردشده ببینند، قطعا پس از آن کفران مى‌کنند.///و اگر بادى [زیانبار] بفرستیم و آن [زمین سرسبز] را زرد شده ببینند، پس از آن [به سبب این آسیب، ‌] ناسپاس مى‌شوند.///و اگر باز بادی فرستیم که آن کشت سبز را زرد و پژمرده بنگرند (همه آن نعمتهای گذشته را فراموش کنند و) به کفر (و کفران نعمت حق) بر می‌گردند.///و اگر بادی بفرستیم و آن [کشتزار] را زرد شده بینند، بعد از آن کفر [/انکار] پیشه کنند///و اگر ما بادی بفرستیم (داغ و سوزان)، و بر اثر آن زراعت و باغ خود را زرد و پژمرده ببینند، (مأیوس شده و) پس از آن راه کفران پیش می‌گیرند!///و اگر بفرستیم بادی که نگرندش زردفام همانا آغاز کنند پس از آن کفران‌کنندگان‌///و اگر بی‌چون بادی (آفت‌زا) بفرستیم، پس آن را بسی زرد ببینند (مأیوس شده)، پس از آن بی‌گمان کفران و کفر می‌ورزند. quran_en_fa So verily thou canst not make the dead to hear, nor canst thou make the deaf to hear the call, when they show their backs and turn away. [اینان که کفر را بر ایمان ترجیح داده‌اند، مانند مردگان اند] پس تو نمی‌توانی [دعوتت را] به مردگان بشنوانی و نمی‌توانی دعوتت را به کران زمانی که پشت کنان روی می‌گردانند، بشنوانی.///[اینان که کفر را بر ایمان ترجیح داده‌اند، مانند مردگان اند] پس تو نمی‌توانی [دعوتت را] به مردگان بشنوانی و نمی‌توانی دعوتت را به کران زمانی که پشت کنان روی می‌گردانند، بشنوانی.///تو نمى‌توانى مردگان را شنوا سازى و اگر اینان نیز از تو بازگردند، آواز خود را به گوش آن کران نرسانى،///پس مسلما تو نمى‌توانى مردگان را شنوا کنى و نمى‌توانى دعوت [خود] را به گوش کرها برسانى هنگامى که پشت کنند و برگردند///و در حقیقت، تو مردگان را شنوا نمى‌گردانى، و این دعوت را به کران -آنگاه که به ادبار پشت مى‌گردانند- نمى‌توانى بشنوانى.///[ای پیامبر! دل‌هاى اینان مرده است،] پس تو نمى‌توانى مردگان را شنوا کنى، و این دعوت را به گوش کران برسانی، آن‌گاه که پشت‌کنان روى مى‌گردانند.///پس تو (این مردم) مرده (دل بی‌ایمان) را نتوانی (سخن حق) بشنوانی و دعوت خود را به گوش (این) کران که (مخصوصا از تو به کبر و نخوت) رو می‌گردانند برسانی.///بدان که تو مردگان را [سخن‌] نشنوانی و به ناشنوایان [به ویژه‌] چون پشت کنند آوایی نشنوانی‌///تو نمی‌توانی صدای خود را به گوش مردگان برسانی، و نه سخنت را به گوش کران هنگامی که روی برگردانند و دور شوند!///هرآینه تو نشنوانی مردگان را و نشنوانی به کران بانگ را گاهی که بازگردند پشت‌کنندگان‌///پس در حقیقت، تو نمی‌توانی صدای خود را به گوش مردگان برسانی و نه (می‌توانی) صدایت را به گوش کران برسانی، هنگامی‌که پشت‌کنان روی بر می‌گردانند. quran_en_fa Nor canst thou lead back the blind from their straying: only those wilt thou make to hear, who believe in Our signs and submit (their wills in Islam). و تو هدایت کننده کوردلان از گمراهی شان نیستی، و جز به آنان که به آیات ما ایمان می‌آورند و تسلیم [فرمان‌ها و احکام ما] هستند، نمی‌توانی [دعوتت] را بشنوانی.///و تو هدایت کننده کوردلان از گمراهی شان نیستی، و جز به آنان که به آیات ما ایمان می‌آورند و تسلیم [فرمان‌ها و احکام ما] هستند، نمی‌توانی [دعوتت] را بشنوانی.///تو هدایت‌کننده نابینایان از گمراهیشان نیستى. تو صدایت را تنها به گوش کسانى مى‌رسانى که به آیات ما ایمان آورده‌اند و تسلیم شده‌اند.///و تو هدایت کننده‌ى کوردلان از گمراهى‌شان نتوانى بود. تو تنها کسانى را مى‌شنوانى که به آیات ما ایمان مى‌آورند و خود [در برابر حق‌] تسلیم‌اند///و تو کوران را از گمراهى‌شان به راه نمى‌آورى. تو تنها کسانى را مى‌شنوانى که به آیات ما ایمان مى‌آورند و خود تسلیمند.///و تو هدایت‌کننده‌ى کوردلان از گمراهی‌شان نیستى. تنها سخنت را به گوش کسانى مى‌رسانى که به آیات ما ایمان دارند و اهل تسلیم هستند.///و تو مردمی را که کور (دل و کافر) هستند نتوانی از ضلالتشان به راه هدایت آری، تنها تو آنان را که به آیات ما ایمان می‌آورند و در پی آن ایمان تسلیم امر ما شوند توانی (هدایت کنی و سخن خدا را) به گوش هوششان برسانی.///و تو به راه آورنده نابینایان از گمراهیشان نیستی، تو جز کسانی را که به آیات ما ایمان آورند و اهل تسلیمند [سخنی‌] نشنوانی‌///و (نیز) نمی‌توانی نابینایان را از گمراهیشان هدایت کنی؛ تو تنها سخنت را به گوش کسانی می‌رسانی که ایمان به آیات ما می‌آورند و در برابر حق تسلیمند!///و نیستی تو راهنمای کوران از گمراهیشان نشنوانی مگر آن را که ایمان آورد به آیتهای ما پس آنانند اسلام‌آرندگان‌///و تو کوران را از گمراهیشان راهنما نیستی. تو سخنت را نمی‌رسانی مگر به گوش کسانی که به آیاتمان ایمان می‌آورند، پس (در برابر حق) تسلیمند. quran_en_fa It is Allah Who created you in a state of (helpless) weakness, then gave (you) strength after weakness, then, after strength, gave (you weakness and a hoary head: He creates as He wills, and it is He Who has all knowledge and power. خداست که شما را از ناتوانی آفرید، سپس بعد از ناتوانی قدرت و نیرو داد، آن گاه بعد از نیرومندی و توانایی، ناتوانی و پیری قرار داد؛ هرچه بخواهد می‌آفریند و او دانا و تواناست.///خداست که شما را از ناتوانی آفرید، سپس بعد از ناتوانی قدرت و نیرو داد، آن گاه بعد از نیرومندی و توانایی، ناتوانی و پیری قرار داد؛ هرچه بخواهد می‌آفریند و او دانا و تواناست.///خداست که شما را ناتوان بیافرید، و پس از ناتوانى نیرومند ساخت، آنگاه پس از نیرومندى ناتوانى و پیرى آورد. هر چه بخواهد مى‌آفریند و او دانا و تواناست.///خداست که شما را از ناتوانى آفرید [که ضعیف بودید]، آن‌گاه پس از ناتوانى قوت بخشید، سپس بعد از قوت، ناتوانى و پیرى داد. هر چه بخواهد مى‌آفریند و هموست داناى توانا///خداست آن کس که شما را ابتدا ناتوان آفرید، آنگاه پس از ناتوانى قوت بخشید، سپس بعد از قوت، ناتوانى و پیرى داد. هر چه بخواهد مى‌آفریند و هموست داناى توانا.///خداست که شما را از ناتوانى آفرید، سپس بعد از ناتوانى، [در جوانی] قوتى بخشید، آن‌گاه بعد از توانایى و قوت، ضعف و پیرى قرار داد. او هر چه بخواهد، مى‌آفریند. و اوست داناى توانا.///خدا آن کسی است که شما را در ابتدا از جسم ضعیف (نطفه) بیافرید آن گاه پس از ضعف و ناتوانی (کودکی) توانا کرد و باز از توانایی (و قوای جوانی) به ضعف و سستی و پیری بر گردانید، که او هر چه بخواهد و مشیتش تعلق گیرد می‌آفریند، و او دانا و تواناست.///خداوند کسی است که شما را از حالت ناتوانی آفرید، سپس بعد از آن ناتوانی توانایی پدید آورد، سپس [دوباره‌] پس از توانایی، ناتوانی و پیری قرار دهد، هر آنچه خواهد می‌آفریند و او دانای تواناست‌///خدا همان کسی است که شما را آفرید در حالی که ضعیف بودید؛ سپس بعد از ناتوانی، قوت بخشید و باز بعد از قوت، ضعف و پیری قرار داد؛ او هر چه بخواهد می‌آفریند، و دانا و تواناست.///خدا است آنکه آفرید شما را از سستی پس قرار داد پس از سستی توانائی پس قرار داد پس از نیرومندی سستی و پیری را می‌آفرد هر چه خواهد و او است دانای توانا///خدا کسی است که شما را از (حال) ناتوانایی (تان) آفرید. سپس از ناتوانی، توانی (به شما) بخشید. سپس بعد از توانایی، ناتوانی و پیری‌ای داد. (او) هر چه بخواهد می‌آفریند و هم اوست بس دانای بسیار توانا. quran_en_fa On the Day that the Hour (of Reckoning) will be established, the transgressors will swear that they tarried not but an hour: thus were they used to being deluded! و روزی که قیامت برپا می‌شود، مجرمان سوگند می‌خورند که [فاصله مرگ تا قیامت را] جز ساعتی درنگ نکرده‌اند، این گونه [که در قیامت دروغ می‌گویند و منحرف از حقیقت هستند در دنیا نیز همواره از حق به باطل] منحرف می‌شدند.///و روزی که قیامت برپا می‌شود، مجرمان سوگند می‌خورند که [فاصله مرگ تا قیامت را] جز ساعتی درنگ نکرده‌اند، این گونه [که در قیامت دروغ می‌گویند و منحرف از حقیقت هستند در دنیا نیز همواره از حق به باطل] منحرف می‌شدند.///روزى که قیامت برپا شود مجرمان سوگند خورند که جز ساعتى در گور نیارمیده‌اند. آرى اینچنین از حق منحرف مى‌شدند.///و روزى که رستاخیز بر پا شود، مجرمان سوگند خورند که جز ساعتى توقف نکرده‌اند. [در دنیا هم‌] این گونه به انحراف کشیده مى‌شدند///و روزى که رستاخیز بر پا شود، مجرمان سوگند یاد مى‌کنند که جز ساعتى [بیش‌] درنگ نکرده‌اند؛ [در دنیا هم‌] این گونه به دروغ کشانیده مى‌شدند.///و روزى که قیامت برپا شود، مجرمان سوگند یاد مى‌کنند که ساعتى بیشتر درنگ نکرده‌اند. [آنان در دنیا نیز] این­گونه [ناحق سوگند می­خوردند و] به دروغ کشانده مى‌شدند.///و روزی که ساعت قیامت بر پا شود بدکاران قسم یاد کنند که (در دنیا و قبر و برزخ) ساعتی بیش درنگ نکردند. همین گونه (عادتشان از دیرین بود که) از راستی و حقیقت به ناراستی و دروغ می‌پرداختند.///و روزی که قیامت بر پا شود، گناهکاران سوگند خورند که [در دنیا، یا گور] جز ساعتی درنگ نکرده‌اند، بدین‌سان بیراهه رفته‌اند///و روزی که قیامت برپا شود، مجرمان سوگند یاد می‌کنند که جز ساعتی (در عالم برزخ) درنگ نکردند! اینچنین از درک حقیقت بازگردانده می‌شوند.///و روزی که بپا شود ساعت سوگند یاد کنند و همراهیشان کن ماندند جز ساعتی بدینسان بودند به دروغ رانده می‌شدند///و روزی که ساعت [: قیامت] بر پا شود، مجرمان سوگند یاد می‌کنند (که) جز ساعتی (بیش) درنگ نکرده‌اند. (در دنیا هم) این گونه به دروغ کشانیده می‌شده‌اند. quran_en_fa But those endued with knowledge and faith will say: "Indeed ye did tarry, within Allah's Decree, to the Day of Resurrection, and this is the Day of Resurrection: but ye - ye were not aware!" و کسانی که دانش و ایمان به آنان داده شده است می‌گویند: بی تردید شما [بر طبق قضا و قدر ثبت شده] در کتاب خدا [لوح محفوظ] تا روز قیامت درنگ کرده‌اید و این روز قیامت است، ولی شما [به اینکه قیامت حق است] معرفت و دانش نداشتید.///و کسانی که دانش و ایمان به آنان داده شده است می‌گویند: بی تردید شما [بر طبق قضا و قدر ثبت شده] در کتاب خدا [لوح محفوظ] تا روز قیامت درنگ کرده‌اید و این روز قیامت است، ولی شما [به اینکه قیامت حق است] معرفت و دانش نداشتید.///آنان که دانش و ایمان داده شده‌اند، گویند: شما بر وفق کتاب خدا تا روز قیامت در گور آرمیده‌اید و این روز قیامت است و شما نمى‌دانسته‌اید.///و کسانى که دانش و ایمان یافته‌اند، گویند: قطعا شما در مکتوب خدا تا روز رستاخیز به سر برده‌اید، و این همان روز رستاخیز است ولى شما نمى‌دانستید///و [لى‌] کسانى که دانش و ایمان یافته‌اند، مى‌گویند: «قطعا شما [به موجب آنچه‌] در کتاب خدا [ست‌] تا روز رستاخیز مانده‌اید، و این، روز رستاخیز است ولى شما خودتان نمى‌دانستید.»///و کسانى که علم و ایمان به آنان داده شده [به مجرمان] مى‌گویند: «قطعا شما [به موجب آنچه] در کتاب خداست، تا روز رستاخیز [در برزخ] مانده‌اید، پس این، روز رستاخیز است، ولى شما نمى‌دانستید [که قیامت حق است].»///و آنان که مقام علم و ایمان داده شده‌اند (به آن فرقه بدکار) گویند: شما تا روز قیامت که هم امروز است در کتاب خدا (یعنی عالم علم خدا) مهلت یافتید و لکن بر آن آگاه نبودید.///و کسانی که از دانش و ایمان برخوردار شده‌اند گویند بر وفق کتاب الهی تا روز رستاخیز درنگ کرده‌اید، و این روز رستاخیز است، ولی شما به هیچ وجه نمی‌دانستید///ولی کسانی که علم و ایمان به آنان داده شده می‌گویند: «شما بفرمان خدا تا روز قیامت (در عالم برزخ) درنگ کردید، و اکنون روز رستاخیز است، اما شما نمی‌دانستید!»///و گفتند آنان که داده شدند دانش و ایمان را همانا شما درنگ کردید در کتاب خدا تا روز برانگیختن پس این است روز برانگیختن لیکن بودید شما نمی‌دانستید///و کسانی که دانش و ایمان داده شده‌اند، گفتند: «به‌راستی شما (به موجب آنچه) در کتاب خدا (ست) تا روز رستاخیز همچنان مانده‌اید. پس این، روز رستاخیز است ولی شما نمی‌دانسته‌اید.» quran_en_fa So on that Day no excuse of theirs will avail the transgressors, nor will they be invited (then) to seek grace (by repentance). پس در آن روز کسانی که [به آیات ما و پیامبران] ستم کرده‌اند، عذرخواهی شان به آنان سود نمی‌دهد، و نه از آنان می‌خواهند که [برای به دست آوردن خشنودی خدا] عذرخواهی کنند،///پس در آن روز کسانی که [به آیات ما و پیامبران] ستم کرده‌اند، عذرخواهی شان به آنان سود نمی‌دهد، و نه از آنان می‌خواهند که [برای به دست آوردن خشنودی خدا] عذرخواهی کنند،///در این روز پوزش ستمکاران به حالشان سود ندهد و از آنها نخواهند که توبه کنند.///پس در چنین روزى پوزش آنها که ستم کردند سودى نبخشد و عذرخواهى‌شان را نپذیرند///و در چنین روزى، [دیگر] پوزش آنان که ستم کرده‌اند سود نمى‌بخشد، و بازگشت به سوى حق از آنان خواسته نمى‌شود.///پس در چنین روزى، پوزش کسانى که ستم کردند، سودى ندارد، و از آنان خواسته نمی‌شود که پوزش بطلبند.///پس در آن روز آنان که (در دنیا به خود و به خلق خدا) ستم کردند عذرشان مفید نیفتد و از آنان نخواهند که توبه و عذرخواهی کنند.///امروز [روزی است که‌] ستم‌پیشگان [مشرک‌] را عذرخواهیشان سود ندهد، و عذرشان را نپذیرند///آن روز عذرخواهی ظالمان سودی به حالشان ندارد، و توبه آنان پذیرفته نمی‌شود.///پس آن روز سود ندهد آنان را که ستم کردند بهانه آوردنشان و نه بازخواست شوند///پس در چنان روزی (دیگر) پوزش آنان که ستم کرده‌اند سودی نمی‌بخشد و (حتی) سرزنش (هم) نمی‌شوند (که کارشان این‌گونه زار است). quran_en_fa verily We have propounded for men, in this Qur'an every kind of Parable: But if thou bring to them any Sign, the Unbelievers are sure to say, "Ye do nothing but talk vanities." و به راستی در این قرآن برای مردم از هرگونه مثلی زدیم. و اگر برای آنان معجزه‌ای [که خود درخواست دارند] بیاوری آنان که کفر ورزیده‌اند، قطعا خواهند گفت: شما جز باطل گرا نیستید [و این معجزه‌ای که آوردید، جز باطل نیست.]///و به راستی در این قرآن برای مردم از هرگونه مثلی زدیم. و اگر برای آنان معجزه‌ای [که خود درخواست دارند] بیاوری آنان که کفر ورزیده‌اند، قطعا خواهند گفت: شما جز باطل گرا نیستید [و این معجزه‌ای که آوردید، جز باطل نیست.]///ما در این قرآن براى مردم هر گونه مثلى آورده‌ایم. و چون آیه‌اى برایشان بیاورى کافران خواهند گفت: شما یاوه گویانى بیش نیستید.///و به راستى در این قرآن براى مردم از هر گونه مثلى آوردیم. و اگر براى ایشان آیتى بیاورى، آنان که کافر شدند حتما خواهند گفت: شما بیهوده‌گویانى بیش نیستید///و به راستى در این قرآن براى مردم از هر گونه مثلى آوردیم، و چون براى ایشان آیه‌اى بیاورى، آنان که کفر ورزیده‌اند حتما خواهند گفت: «شما جز بر باطل نیستید.»///و به راستى در این قرآن، براى مردم از هرگونه مثلى آوردیم. و اگر براى آنان نشانه و معجزه‌اى بیاورى، کافران حتما خواهند گفت: «شما جز بر باطل نیستید [و این‌ها سحر و جادوست].»///البته ما در این قرآن (عظیم) برای (هدایت) مردم هر گونه مثل زدیم و اگر تو بر این مردم هر گونه معجز و آیتی بیاوری باز کافران محققا (از روی عناد) خواهند گفت: شما (مسلمین و رسولتان خلق را) به باطل و اوهام می‌خوانید.///و به راستی در این قرآن برای مردم هرگونه مثلی زده‌ایم و اگر معجزه‌ای برای آنان بیاوری، کافران گویند شما جز باطل‌اندیش نیستید///ما برای مردم در این قرآن از هر گونه مثال و مطلبی بیان کردیم؛ و اگر آیه‌ای برای آنان بیاوری، کافران می‌گویند: «شما اهل باطلید (و اینها سحر و جادو است)!»///و هر آینه زدیم برای مردم در این قرآن از هر مثلی و اگر بیاریشان آیتی همانا گویند آنان که کفر ورزیدند نیستید شما جز نادرستان‌///و بی‌گمان در این قرآن برای مردمان به‌راستی از هر گونه مثلی (بحق) آوردیم و اگر برایشان نشانه‌ای بیاوری، آنان که کفر ورزیده‌اند بی‌چون و بی‌گمان خواهند گفت: «شما جز باطل‌کننده (ی حق) نیستید.» quran_en_fa Thus does Allah seal up the hearts of those who understand not. خدا این گونه بر دل‌های کسانی که معرفت و دانش ندارند مهر [تیره بختی] می‌نهد.///خدا این گونه بر دل‌های کسانی که معرفت و دانش ندارند مهر [تیره بختی] می‌نهد.///اینچنین خدا بر دلهاى کسانى که از دانایى بى‌بهره‌اند، مهر مى‌نهد.///این گونه، خدا بر دل‌هاى کسانى که جاهلند مهر مى‌نهد///این گونه، خدا بر دلهاى کسانى که نمى‌دانند مهر مى‌نهد.///این­گونه، خداوند بر دل‌هاى کسانى که معرفت ندارند، مهر مى‌زند.///این چنین خدا بر دلهای اهل جهل (پس از اتمام حجت) مهر (شقاوت) نهد (که هیچ سخن حق را نپذیرند).///بدین‌سان خداوند بر دلهای کسانی که [حق را] در نمی‌یابند مهر می‌زند///این گونه خداوند بر دلهای آنان که آگاهی ندارند مهر می‌نهد!///چنین مهر نهد خدا بر دلهای آنان که نمی‌دانند///بدین‌سان، خدا بر دل‌های کسانی که نادانی می‌کنند مهر می‌نهد. quran_en_fa So patiently persevere: for verily the promise of Allah is true: nor let those shake thy firmness, who have (themselves) no certainty of faith. پس [بر آزار و یاوه گویی این تیره بختان] شکیبایی کن که یقینا وعده خدا [در مورد یاری و پیروزی تو] حق است، و مبادا آنان که یقین [به وعده‌های حق و برپا شدن قیامت] ندارند تو را به ناشکیبایی و سبک سری وادارند.///پس [بر آزار و یاوه گویی این تیره بختان] شکیبایی کن که یقینا وعده خدا [در مورد یاری و پیروزی تو] حق است، و مبادا آنان که یقین [به وعده‌های حق و برپا شدن قیامت] ندارند تو را به ناشکیبایی و سبک سری وادارند.///پس صبر کن که وعده خدا حق است. مباد آنان که به مرحله یقین نرسیده‌اند، تو را بى‌ثبات و سبکسر گردانند.///پس صبر پیشه کن که وعده‌ى خدا حق است، و زنهار کسانى که [به وعده‌ى خدا] یقین ندارند، تو را به سبکسرى [و خود باختگى‌] وا ندارند///پس صبر کن که وعده خدا حق است، و زنهار تا کسانى که یقین ندارند، تو را به سبکسرى واندارند.///پس صبر پیشه کن که همانا وعده­ی خدا [بر نصرت تو] حق است. و کسانى که [به راه حق] یقین ندارند، تو را به خفت و سبکى نکشانند.///پس تو صبر پیشه کن، که وعده خدا البته حق و حتمی است و مراقب باش که مردم بی‌علم و یقین و ایمان (مقام حلم و وقار) تو را به خفت و سبکی نکشانند..///شکیبایی پیشه کن و بدان که وعده الهی حق است و نامؤمنان تو را از راه به در نبرند///اکنون که چنین است صبر پیشه کن که وعده خدا حق است؛ و هرگز کسانی که ایمان ندارند تو را خشمگین نسازند (و از راه خود منحرف نکنند)!///پس شکیبا شو که وعده خدا است حق و سبکسارت نکنند آنان که نیستند یقین‌دارندگان‌///پس صبر کن (که) به‌راستی وعده‌ی خدا حق است و (زنهار) هرگز کسانی که یقین نمی‌آورند، تو را خفیف و سبک برنگیرند. quran_en_fa A. L. M. الم///الم///الف. لام. میم.///الف، لام، میم///الف، لام، میم.///الف، لام، میم.///الم (این حروف گفته شد که اسرار الهی است).///الم [الف لام میم‌]///الم‌///الم‌///الم. quran_en_fa These are Verses of the Wise Book,- این آیات [با عظمت] کتاب محکم و استوار است،///این آیات [با عظمت] کتاب محکم و استوار است،///اینها آیه‌هاى کتاب حکمت‌آمیز است.///اینها آیات کتاب حکمت آموز است///این است آیات کتاب حکمت‌آموز،///این، آیات کتاب سراسر حکمت است.///این (قرآن عظیم و) آیات کتاب حکیم است.///این آیات کتاب حکمت‌آموز است‌///این آیات کتاب حکیم است (کتابی پرمحتوا و استوار)!///این است آیتهای کتاب استوار///آنها آیات کتاب لبریز از حکمت است. quran_en_fa A Guide and a Mercy to the Doers of Good,- که سراسر هدایت و رحمتی است برای نیکوکاران.///که سراسر هدایت و رحمتی است برای نیکوکاران.///نیکوکاران را هدایت و رحمتى است:///[که‌] هدایت و رحمتى براى نیکوکاران است/// [که‌] براى نیکوکاران رهنمود و رحمتى است،///که [مایه‌ى] هدایت و رحمت، براى نیکوکاران است.///که هدایت و رحمت است برای نیکوکاران عالم.///رهنمود و رحمتی برای نیکوکاران‌///مایه هدایت و رحمت برای نیکوکاران است.///راهنمائی و رحمتی برای نیکوکاران‌///حال آنکه برای نیکوکاران رهنمودی (بزرگ) و رحمتی (سترگ) است. quran_en_fa Those who establish regular Prayer, and give regular Charity, and have (in their hearts) the assurance of the Hereafter. همانان که نماز را برپا می‌دارند و زکات می‌دهند و به آخرت یقین دارند.///همانان که نماز را برپا می‌دارند و زکات می‌دهند و به آخرت یقین دارند.///آنان که نماز مى‌گزارند و زکات مى‌دهند و به آخرت یقین دارند.///آنان که نماز برپا مى‌دارند و زکات مى‌دهند و هم ایشانند که به آخرت یقین دارند/// [همان‌] کسانى که نماز برپا مى‌دارند و زکات مى‌دهند، و [هم‌] ایشانند که به آخرت یقین دارند.///آنان که نماز به­پا مى‌دارند و زکات مى‌پردازند، و تنها آنان به آخرت یقین دارند.///آنان که نماز به پا می‌دارند و زکات می‌دهند و به عالم آخرت کاملا یقین دارند.///[همان‌] کسانی که نماز را برپا می‌دارند و زکات را می‌پردازند و به آخرت یقین دارند///همانان که نماز را برپا می‌دارند، و زکات را می‌پردازند و آنها به آخرت یقین دارند.///آنان که بپای دارند نماز را و دهند زکات را و ایشانند به آخرت یقین‌دارندگان‌///کسانی که نماز بر پا می‌دارند و زکات می‌دهند و اینان، (هم) ایشان به آخرت یقین می‌آورند. quran_en_fa These are on (true) guidance from their Lord: and these are the ones who will prosper. اینانند که از سوی پروردگارشان بر بلندای هدایتند، و اینانند که رستگارند،///اینانند که از سوی پروردگارشان بر بلندای هدایتند، و اینانند که رستگارند،///اینان از جانب پروردگارشان هدایت یافته‌اند و اینان رستگارانند.///آنان بر هدایتى از جانب پروردگارشان استوارند و هم ایشان رستگارانند///آنانند که از جانب پروردگارشان از هدایت برخوردارند، و ایشانند که رستگارانند.///آنان بر [راه] هدایتى از [سوی] پروردگارشان هستند. و هم آنانند رستگاران.///هم آنان از (لطف) پروردگار خویش به راه راستند و هم آنان رستگاران عالمند.///اینانند که از سوی پروردگارشان از هدایتی برخوردارند و هم اینانند که رستگارند///آنان بر طریق هدایت از پروردگارشانند، و آنانند رستگاران!///آنانند بر هدایتی از پروردگارشان و آنانند رستگاران‌///اینانند که از جانب پروردگارشان بر هدایتی (ویژه) استوارند و (هم) ایشانند که رستگارکنندگانند. quran_en_fa But there are, among men, those who purchase idle tales, without knowledge (or meaning), to mislead (men) from the Path of Allah and throw ridicule (on the Path): for such there will be a Humiliating Penalty. و برخی از مردم اند که افسانه‌های بیهوده و سخنان یاوه و سرگرم کننده را می‌خرند تا از روی نادانی و بی دانشی [مردم را] از راه خدا گمراه کنند و آن را به مسخره بگیرند؛ اینانند که برای آنان عذابی خوارکننده خواهد بود.///و برخی از مردم اند که افسانه‌های بیهوده و سخنان یاوه و سرگرم کننده را می‌خرند تا از روی نادانی و بی دانشی [مردم را] از راه خدا گمراه کنند و آن را به مسخره بگیرند؛ اینانند که برای آنان عذابی خوارکننده خواهد بود.///بعضى از مردم خریدار سخنان بیهوده‌اند، تا به نادانى مردم را از راه خدا گمراه کنند و قرآن را به مسخره مى‌گیرند. نصیب اینان عذابى است خوار کننده.///و برخى از مردم کسانى‌اند که سخن بیهوده را مى‌خرند تا [مردم را] بى‌هیچ دانشى از راه خدا گمراه کنند و آیات الهى را به ریشخند گیرند براى آنان عذابى خوار کننده خواهد بود///و برخى از مردم کسانى‌اند که سخن بیهوده را خریدارند تا [مردم را] بى‌ [هیچ‌] دانشى از راه خدا گمراه کنند، و [راه خدا] را به ریشخند گیرند؛ براى آنان عذابى خوارکننده خواهد بود.///و برخى از مردم، خریدار سخنان بیهوده و سرگرم‌کننده‌اند، تا بى­هیچ دانشى، [دیگران را] از راه خدا گمراه کنند و آن را به مسخره گیرند؛ برای آنان عذابى خوارکننده است.///و برخی از مردمان (فاسد فتنه انگیز مانند نضر حارث) کسی است که گفتار و سخنان لغو و باطل را (مانند قصه‌های دروغ و افسانه‌های شهوت‌انگیز مفسد اخلاق و سرود مطرب) به هر وسیله تهیه می‌کند تا (خلق را) به جهالت از راه خدا (و آموختن علوم و معارف قرآن) گمراه سازد و آیات قرآن را به تمسخر و استهزا گیرد، این مردمان (فاسد کافر) به عذاب، با خواری و ذلت گرفتار شوند.///و از مردمان کسی هست که خریدار سخنان سرگرم‌کننده است تا بی‌هیچ علمی [مردمان را] از راه خدا گمراه گرداند، و آن را به ریشخند گیرد، اینانند که عذابی خفت‌بار [در پیش‌] دارند///و بعضی از مردم سخنان بیهوده را می‌خرند تا مردم را از روی نادانی، از راه خدا گمراه سازند و آیات الهی را به استهزا گیرند؛ برای آنان عذابی خوارکننده است!///و از مردم است آنکه می‌خرد داستانهای بیهوده (سخنهای هوسناک) را تا گمراه کند از راه خدا به نادانی و بگیرد آنها را به استهزاء آنان را است عذابی خوارکننده‌///و برخی از مردمان کسانی‌اند که گفتار منحرف‌کننده را خریداری می‌کنند، تا (مردم را) بی (هیچ) دانایی از راه خدا گمراه کنند و آن را به ریشخند گیرند؛ ایشان، برایشان عذابی خوارکننده (در پیش) است. quran_en_fa When Our Signs are rehearsed to such a one, he turns away in arrogance, as if he heard them not, as if there were deafness in both his ears: announce to him a grievous Penalty. چون آیات ما بر او خوانده شود متکبرانه روی برمی گرداند، گویی آنها را نشنیده است، انگار در دو گوشش سنگینی است، پس او را به عذابی دردناک مژده ده؛///چون آیات ما بر او خوانده شود متکبرانه روی برمی گرداند، گویی آنها را نشنیده است، انگار در دو گوشش سنگینی است، پس او را به عذابی دردناک مژده ده؛///و چون آیات ما بر آنها خوانده شود، با خودپسندى روى برگردانند، چنان که گویى نشنیده‌اند. یا همانند کسى که گوشهایش سنگین شده باشد. او را به عذابى دردآور بشارت ده.///و چون آیات ما بر او تلاوت شود، با نخوت روى بر مى‌گرداند، چنان که گویى آن را نشنیده است، گویى در دو گوش او سنگینى است. پس او را به عذابى دردناک بشارت ده///و چون آیات ما بر او خوانده شود، با نخوت روى برمى‌گرداند، چنانکه گویى آن را نشنیده [یا] گویى در گوشهایش سنگینى است؛ پس او را از عذابى پر درد خبر ده.///و هرگاه آیات ما بر او خوانده شود، مستکبرانه روى برگرداند، چنان که گویى آن را نشنیده، گویا گوش‌هاى او سنگین است، پس او را به عذابى دردناک بشارت ده!///و هر گاه بر او تلاوت آیات ما شود چنان با غرور و تکبر پشت گرداند که گویی هیچ آن آیات الهی را نشنید، پنداری از هر دو گوش کر است، این کس را به عذاب دردناک بشارت ده.///و چون آیات ما بر او خوانده شود، متکبرانه روی برگرداند که گویی آن را نشنیده است، چنانکه گویی در گوشهایش سنگینی‌ای هست، پس او را از عذاب دردناک خبر ده‌///و هنگامی که آیات ما بر او خوانده می‌شود، مستکبرانه روی برمی‌گرداند، گویی آن را نشنیده است؛ گویی اصلا گوشهایش سنگین است! او را به عذابی دردناک بشارت ده!///و گاهی که خوانده شود بر او آیتهای ما پشت کند کبرورزنده چنانکه گوئی نشنیده است آن را گوئی که در گوشهایش است سنگینی پس نویدش ده به عذابی دردناک‌///و هنگامی که آیات ما بر او خوانده شود، با نخوت روی برمی‌گرداند، چونان که آنها را نشنیده، (یا) گویی در (هر) دو گوشش سنگینی‌ای است‌؛ پس او را به عذابی پردرد نوید ده. quran_en_fa For those who believe and work righteous deeds, there will be Gardens of Bliss,- و یقینا کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، برای آنان بهشت‌های پرنعمت خواهد بود،///و یقینا کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، برای آنان بهشت‌های پرنعمت خواهد بود،///نصیب آنان که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند، باغهاى پر نعمت بهشت است.///بى‌تردید کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند، باغ‌هاى پرنعمت [بهشت‌]، براى آنهاست///در حقیقت، کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، باغهاى پر نعمت خواهند داشت،///کسانى که ایمان آوردند و کارهای شایسته کرده‌اند، [در بهشت،] باغ‌هاى پرنعمت دارند.///آنان که به خدا ایمان آوردند و به اعمال نیکو پرداختند باغهای پر نعمت (بهشت جاودانی) مخصوص آنهاست.///بی‌گمان کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، بوستانهای پرناز و نعمت برای آنان است‌///(ولی) کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، باغهای پرنعمت بهشت از آن آنهاست؛///همانا آنان که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند ایشان را است باغستان نعمتها///بی‌گمان، کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته (ی ایمان) کردند، برایشان باغ‌های با درختان سردرهم پرنعمت است. quran_en_fa To dwell therein. The promise of Allah is true: and He is Exalted in Power, Wise. که در آنجا جاودانه‌اند؛ خدا وعده کرده است وعده‌ای به حق و درست، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///که در آنجا جاودانه‌اند؛ خدا وعده کرده است وعده‌ای به حق و درست، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///در آنجا جاویدانند، وعده خدا راست است. او پیروزمند و حکیم است.///که در آن جاودان مى‌مانند وعده‌ى خدا حق است و اوست شکست ناپذیر حکیم///که در آن جاودان مى‌مانند؛ وعده خداست که حق است و هموست شکست‌ناپذیر سنجیده‌کار.///در آن جاودانه‌اند. وعده‌ى الهى حق است. و اوست شکست‌ناپذیر حکیم.///که در آن بهشت ابد همیشگی خواهند بود، این وعده خدا محقق و حتمی است، و او مقتدر و آگاه است.///که جاودانه در آنند، وعده الهی حق است، و او پیروزمند فرزانه است‌///جاودانه در آن خواهند ماند؛ این وعده حتمی الهی است؛ و اوست عزیز و حکیم (شکست‌ناپذیر و دانا).///جاودانان در آن وعده خدا به درست و او است عزتمند حکیم‌///حال آنکه در آنها جاودانند. وعده‌ی حقانی خدای را (منظور بدار) و او عزیز و حکیم است. quran_en_fa He created the heavens without any pillars that ye can see; He set on the earth mountains standing firm, lest it should shake with you; and He scattered through it beasts of all kinds. We send down rain from the sky, and produce on the earth every kind of noble creature, in pairs. آسمان‌ها را بدون ستون هایی که آنها را ببینند، آفریده و در زمین کوه هایی استوار افکنده است تا شما را نلرزاند و به اضطراب نیندازد، و در آن از هر جنبنده‌ای پراکنده کرده است، و از آسمان آبی نازل کردیم پس [به وسیله آن] از هر نوع گیاه نیکو و با ارزش در آن رویاندیم.///آسمان‌ها را بدون ستون هایی که آنها را ببینند، آفریده و در زمین کوه هایی استوار افکنده است تا شما را نلرزاند و به اضطراب نیندازد، و در آن از هر جنبنده‌ای پراکنده کرده است، و از آسمان آبی نازل کردیم پس [به وسیله آن] از هر نوع گیاه نیکو و با ارزش در آن رویاندیم.///آسمانها را بى‌هیچ ستونى که ببینید بیافرید و بر روى زمین کوه‌ها را بیفکند تا نلرزاندتان و از هرگونه جنبنده‌اى در آن بپراکند. و از آسمان آب فرستادیم و در زمین هرگونه گیاه نیکویى رویانیدیم.///آسمان‌ها را بى‌هیچ ستونى که آن را ببینید خلق کرد، و در زمین کوه‌هاى استوار بیفکند تا شما را نجنباند. و در آن از هر گونه جنبنده‌اى منتشر ساخت. و از آسمان آبى فرستادیم و از هر نوع گیاه پر بهره‌ى نیکو در آن رویانیدیم///آسمانها را بى‌هیچ ستونى که آن را ببینید خلق کرد و در زمین کوههاى استوار بیفکند تا [مبادا زمین‌] شما را بجنباند، و در آن از هر گونه جنبنده‌اى پراکنده گردانید، و از آسمان آبى فرو فرستادیم و از هر نوع [گیاه‌] نیکو در آن رویانیدیم.///او آسمان‌ها را بدون ستونى که آن را ببینید، آفرید. و در زمین کوه‌هایى افکند تا زمین شما را نلرزاند و در آن از هر جنبنده‌اى پراکند و از آسمان، آبى فروفرستادیم، پس [با آن‌] در زمین [انواع گوناگونى] از جفت‌هاى [گیاهان] نیکو و پرارزش رویاندیم.///(سقف رفیع) آسمانها را بی‌ستونی که به حس مشاهده کنید خلق کرده و کوههای بزرگ را در زمین بنهاد تا شما را نجنباند و در روی زمین انواع مختلف حیوانات را منتشر و پراکنده ساخت، و هم از آسمان آب باران فرود آوردیم و به آن آب در روی زمین نباتات پرفایده برویانیدیم.///آسمانها را بدون ستونهایی که ببینید پدید آورد، و در زمین کوهها بیفکند تا شما را نجنباند، و در آن از هرگونه جانوری پراکند، و از آسمان آبی فرو فرستادیم، آنگاه در آن از هر گونه‌ای ارزشمند رویاندیم///(او) آسمانها را بدون ستونی که آن را ببینید آفرید، و در زمین کوه‌هایی افکند تا شما را نلرزاند (و جایگاه شما آرام باشد) و از هر گونه جنبنده‌ای روی آن منتشر ساخت؛ و از آسمان آبی نازل کردیم و بوسیله آن در روی زمین انواع گوناگونی از جفتهای گیاهان پر ارزش رویاندیم.///آفرید آسمانها را بی‌ستونی که بینیدش و افکند در زمین لنگرهائی نبادا کج شود به شما و پراکند در آن از هر جنبنده‌ای و فرستادیم از آسمان آبی پس رویانیدیم در آن از هر جفتی گرامی‌///آسمان را بی‌هیچ ستونی که آن را ببینید آفرید و در زمین کوه‌هایی استوار همچون میخ‌ها بیفکند تا مبادا زمین شما را بجنباند (و پرتاب کند) و در آن از هرگونه جنبنده‌ای پراکند. و از آسمان آبی فرو فرستادیم، پس از هر جفت گرامی (باکرامت) در آن رویانیدیم. quran_en_fa Such is the Creation of Allah: now show Me what is there that others besides Him have created: nay, but the Transgressors are in manifest error. این است آفرینش خدا. پس به من نشان دهید آنها که غیر اویند [و شما به عنوان معبود برگزیده‌اید] چه چیزی آفریده‌اند؟ [آنها چیزی نیافریده‌اند] بلکه ستمکاران در گمراهی آشکاری هستند.///این است آفرینش خدا. پس به من نشان دهید آنها که غیر اویند [و شما به عنوان معبود برگزیده‌اید] چه چیزی آفریده‌اند؟ [آنها چیزی نیافریده‌اند] بلکه ستمکاران در گمراهی آشکاری هستند.///این آفرینش خداست. پس به من بنمایانید آنها که غیر او هستند چه آفریده‌اند. بلکه ظالمان در گمراهى آشکارى هستند.///این آفرینش خداست. [اینک‌] به من نشان دهید آنها که غیر اویند چه آفریده‌اند؟ [هیچ!] بلکه ستمگران در گمراهى آشکارند///این، خلق خداست. [اینک‌] به من نشان دهید کسانى که غیر از اویند چه آفریده‌اند؟ [هیچ!] بلکه ستمگران در گمراهى آشکارند.///«این آفرینش خداست، پس به من نشان دهید که غیر او چه آفریده‌اند؟ آرى، ستمگران [مشرک] در گمراهى آشکارند.»///این همه آفریده خداست، حال شما (مشرکان) بگویید آنان که به جز خدا (معبود شما) هستند در جهان چه آفریده‌اند؟ (هیچ نیافریده‌اند) بلکه ستمکاران (مشرک که آنها را شریک خدا گرفتند) دانسته در گمراهی آشکار هستند.///این آفرینش خداست، پس به من نشان دهید کسانی که [مدعی و] در برابر او هستند چه چیزی آفریده‌اند؟ آری ستمکاران [مشرک‌] در گمراهی آشکارند///این آفرینش خداست؛ اما به من نشان دهید معبودانی غیر او چه چیز را آفریده‌اند؟! ولی ظالمان در گمراهی آشکارند.///این است آفرینش خدا پس بنمایانیدم چه چیز آفریدند آنان که جز اویند بلکه ستمگرانند در گمراهیی آشکار///این، آفریده‌ی خداست. پس به من نشان دهید کسانی که غیر از اویند چه آفریده‌اند؟ (هیچ!) بلکه ستمگران در گمراهی‌ای آشکارگرند. quran_en_fa we bestowed (in the past) Wisdom on Luqman: "Show (thy) gratitude to Allah." Any who is (so) grateful does so to the profit of his own soul: but if any is ungrateful, verily Allah is free of all wants, Worthy of all praise. و به راستی ما به لقمان حکمت عطا کردیم که نسبت به خدا سپاس گزار و شاکر باش و هرکه سپاس گزارد تنها به سود خود سپاس می‌گزارد، و هرکه ناسپاسی کند [به خدا زیان نمی‌زند، زیرا] خدا بی نیاز و ستوده است.///و به راستی ما به لقمان حکمت عطا کردیم که نسبت به خدا سپاس گزار و شاکر باش و هرکه سپاس گزارد تنها به سود خود سپاس می‌گزارد، و هرکه ناسپاسی کند [به خدا زیان نمی‌زند، زیرا] خدا بی نیاز و ستوده است.///هر آینه به لقمان حکمت دادیم و گفتیم: خدا را سپاس گوى، زیرا هر که سپاس گوید به سود خود سپاس گفته، و هر که ناسپاسى کند خدا بى‌نیاز و ستودنى است.///و البته لقمان را حکمت دادیم که: خدا را سپاس دار. و هر که سپاس دارد، تنها به سود خود سپاس مى‌دارد، و هر کس کفران کند، البته خدا بى‌نیاز ستوده است///و به راستى، لقمان را حکمت دادیم که: خدا را سپاس بگزار و هر که سپاس بگزارد، تنها براى خود سپاس مى‌گزارد؛ و هر کس کفران کند، در حقیقت، خدا بى‌نیاز ستوده است.///و ما به لقمان حکمت دادیم، [و به او گفتیم:] که شکر خدا را به جاى آور! و هر کس شکر کند، بی­شک به سود خویش شکر کرده؛ و هر کس ناسپاسی کند، بى‌تردید خداوند بى‌نیاز و ستوده است.///و ما به لقمان مقام (علم و) حکمت عطا کردیم (و فرمودیم) که (بر این نعمت بزرگ) خدا را شکر کن، و هر کس شکر حق گوید به نفع خود اوست و هر که ناسپاسی و کفران کند خدا (از شکر و سپاس خلق) بی‌نیاز و (به ذات خود) ستوده صفات است.///و به راستی به لقمان حکمت بخشیدیم، که خدای را سپاس گو، [و بدان که‌] هر کس سپاسگزاری کند، همانا به سود خویش سپاس گزارده است، و هر کس کفران ورزد، [بداند که‌] خداوند بی‌نیاز ستوده است‌///ما به لقمان حکمت دادیم؛ (و به او گفتیم:) شکر خدا را بجای آور هر کس شکرگزاری کند، تنها به سود خویش شکر کرده؛ و آن کس که کفران کند، (زیانی به خدا نمی‌رساند)؛ چرا که خداوند بی‌نیاز و ستوده است.///و همانا دادیم به لقمان حکمت را که سپاسگزار برای خدا و آنکه سپاس گزارد جز این نیست که سپاس گزارد برای خویش و آنکه ناسپاسی ورزد همانا خدا است بی‌نیاز ستوده‌///به‌راستی و درستی لقمان را حکمت دادیم که: «برای خدا شکر کن و هر کس شکر گزارد، تنها به سود خود شکر می‌گزارد؛ و هر کس کافر شود یا کفران کند، پس، خدا همانا بی‌نیازی ستوده است.» quran_en_fa Behold, Luqman said to his son by way of instruction: "O my son! join not in worship (others) with Allah: for false worship is indeed the highest wrong-doing." و [یاد کن] هنگامی که لقمان به پسرش در حالی که او را موعظه می‌کرد، گفت: پسرکم! به خدا شرک نورز، بی تردید شرک ستمی بزرگ است.///و [یاد کن] هنگامی که لقمان به پسرش در حالی که او را موعظه می‌کرد، گفت: پسرکم! به خدا شرک نورز، بی تردید شرک ستمی بزرگ است.///و لقمان به پسرش گفت -و او را پند مى‌داد- که: اى پسرک من، به خدا شرک میاور، زیرا شرک ستمى است بزرگ.///و هنگامى که لقمان به پسر خود در حالى که او را پند مى‌داد، گفت: اى پسرک من! به خدا شرک مورز که به راستى شرک، ظلم بزرگى است///و [یاد کن‌] هنگامى را که لقمان به پسر خویش -در حالى که وى او را اندرز مى‌داد- گفت: «اى پسرک من، به خدا شرک میاور که به راستى شرک ستمى بزرگ است.»///و [یاد کن] هنگامی که لقمان به پسرش در حالى که به او اندرز مى‌داد گفت: «پسر عزیزم! چیزى را همتاى خدا قرار نده، که همانا شرک ستمى بزرگ است.»///و (یاد کن) وقتی که لقمان در مقام پند و موعظه به فرزندش گفت: ای پسر عزیزم، هرگز شرک به خدا نیاور که شرک بسیار ظلم بزرگی است.///و چنین بود که لقمان به پسرش -که پندش می‌دادگفت فرزندم به خداوند شرک میاور، چرا که شرک ستم بزرگی است‌///(به خاطر بیاور) هنگامی را که لقمان به فرزندش -در حالی که او را موعظه می‌کرد- گفت: «پسرم! چیزی را همتای خدا قرار مده که شرک، ظلم بزرگی است.»///و گاهی که گفت لقمان به فرزند خود و اندرزش همی‌داد ای پسرک من شرک نورز به خدا همانا شرک است ستمی بزرگ‌///و چون لقمان به پسرش - در حالی که وی او را اندرز می‌داد - گفت: «ای پسرکم! به خدا شرک میاور، به‌راستی شرک همواره ستمی بزرگ است.» quran_en_fa And We have enjoined on man (to be good) to his parents: in travail upon travail did his mother bear him, and in years twain was his weaning: (hear the command), "Show gratitude to Me and to thy parents: to Me is (thy final) Goal. و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم، مادرش به او حامله شد [در حالی که] سستی به روی سستی [به او دست می‌داد] و باز گرفتنش [از شیر] در دو سال است [و سفارش کردیم] که برای من و پدر و مادرت سپاس گزاری کن؛ بازگشت [همه] فقط به سوی من است.///و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم، مادرش به او حامله شد [در حالی که] سستی به روی سستی [به او دست می‌داد] و باز گرفتنش [از شیر] در دو سال است [و سفارش کردیم] که برای من و پدر و مادرت سپاس گزاری کن؛ بازگشت [همه] فقط به سوی من است.///آدمى را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم. مادرش به او حامله شد و هر روز ناتوانتر مى‌شد و پس از دو سال از شیرش باز گرفت. و سفارش کردیم که: مرا و پدر و مادرت را شکر گوى که سرانجام تو نزد من است،///و ما به انسان در حق پدر و مادرش سفارش کردیم مادرش او را با ضعف روزافزون حمل کرد، و دوران شیرخوارگى او در دو سال است. [سفارش کردیم‌] که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که سر انجام [همه‌] به سوى من است///و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش کردیم؛ مادرش به او باردار شد، سستى بر روى سستى. و از شیر باز گرفتنش در دو سال است. [آرى، به او سفارش کردیم‌] که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت [همه‌] به سوى من است.///و ما به انسان درباره‌ى [نیکی به] پدر و مادرش سفارش کردیم. مادرش او را [در دوران باردارى،] حمل کرد، در حالى که هر روز ناتوان‌تر مى‌شد، [و شیر دادن] و از شیر گرفتنش در دو سال است. [به او سفارش کردیم که] براى من و پدر و مادرت سپاس‌گزار. بازگشت [همه] به سوى من است.///و ما به هر انسانی سفارش کردیم که در حق پدر و ما در خود نیکی کن خصوص مادر که چون بار حمل فرزند برداشته و تا مدت دو سال که طفل را از شیر باز گرفته (هر روز) بر رنج و ناتوانیش افزوده است، (و فرمودیم که) شکر من و شکر پدر و مادرت بجای آور، که بازگشت (خلق) به سوی من خواهد بود.///و انسان را در حق پدر و مادرش سفارش کردیم که مادرش او را با ضعف روزافزون، آبستن بوده است، [و شیر دادن‌] و از شیر گرفتن او دو سال به طول انجامیده، برای من و پدر و مادرت سپاس بگزار که سیر و سرانجام به سوی من است‌///و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم؛ مادرش او را با ناتوانی روی ناتوانی حمل کرد (به هنگام بارداری هر روز رنج و ناراحتی تازه‌ای را متحمل می‌شد)، و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان می‌یابد؛ (آری به او توصیه کردم) که برای من و برای پدر و مادرت شکر بجا آور که بازگشت (همه شما) به سوی من است!///و اندرز گفتیم انسان را در باره پدر و مادر بارور گشت بدو مادرش سستی ای بر سستی ای و از شیر بازگرفتنش در دو سال که شکرگزار برای من و برای پدر و مادر خویش بسوی من است بازگشت‌///و انسان را درباره‌ی پدر و مادرش سفارش کردیم‌؛ مادرش به او باردار شد، در حال سستی بر سستی و از شیر باز گرفتنش در دو سال است. (آری، به او سفارش کردیم) که برای من و پدر و مادرت سپاس‌گزار. بازگشت (همه) تنها، سوی من است. quran_en_fa "But if they strive to make thee join in worship with Me things of which thou hast no knowledge, obey them not; yet bear them company in this life with justice (and consideration), and follow the way of those who turn to me (in love): in the end the return of you all is to Me, and I will tell you the truth (and meaning) of all that ye did." و اگر آن دو نفر تلاش کنند تا بر پایه جهالت و نادانی [و بدون معرفت و دانش که روشنگر حقایق است] چیزی را شریک من قرار دهی، از آنان اطاعت مکن؛ ولی در دنیا با آن دو نفر به شیوه‌ای پسندیده معاشرت کن و راه کسی را پیروی کن که [با توبه و ایمان و اخلاص] به من بازگشته است؛ سپس بازگشت شما فقط به سوی من است، پس شما را از آنچه انجام می‌دادید، آگاه می‌کنم.///و اگر آن دو نفر تلاش کنند تا بر پایه جهالت و نادانی [و بدون معرفت و دانش که روشنگر حقایق است] چیزی را شریک من قرار دهی، از آنان اطاعت مکن؛ ولی در دنیا با آن دو نفر به شیوه‌ای پسندیده معاشرت کن و راه کسی را پیروی کن که [با توبه و ایمان و اخلاص] به من بازگشته است؛ سپس بازگشت شما فقط به سوی من است، پس شما را از آنچه انجام می‌دادید، آگاه می‌کنم.///اگر آن دو به کوشش از تو بخواهند تا چیزى را که نمى‌دانى چیست با من شریک گردانى اطاعتشان مکن. در آنها با آنها به وجهى پسندیده زندگى کن و خود، راه کسانى را که به درگاه من باز مى‌گردند در پیش گیر. بازگشت همه شما به سوى من است و من از کارهایى که مى‌کرده‌اید آگاهتان مى‌کنم.///و اگر آن دو سعى کنند که تو چیزى را که بدان علم ندارى شریک من انگارى، فرمان ایشان مبر، و در دنیا با آنها به نیکى معاشرت کن و راه کسى را پیروى کن که به من روى مى‌آورد و [سر انجام‌]، بازگشت شما به سوى من است، پس شما را بدانچه مى‌کردید آگاه مى‌سازم///و اگر تو را وادارند تا در باره چیزى که تو را بدان دانشى نیست به من شرک ورزى، از آنان فرمان مبر، و [لى‌] در دنیا به خوبى با آنان معاشرت کن، و راه کسى را پیروى کن که توبه‌کنان به سوى من بازمى‌گردد؛ و [سرانجام‌] بازگشت شما به سوى من است، و از [حقیقت‌] آنچه انجام مى‌دادید شما را با خبر خواهم کرد.///و اگر آن دو تلاش کردند چیزى را که بدان آگاهی ندارى، شریک من سازى، از آنان فرمان مبر؛ ولى با آنان در دنیا به نیکى رفتار کن! و راه کسى را پیروى کن که به سوى من بازآمده است. پس بازگشت شما به سوى من است. من شما را به آنچه عمل مى‌کردید، آگاه خواهم ساخت.///و اگر پدر و مادر تو را بر شرک به خدا که آن را به حق نمی‌دانی وادار کنند در این صورت دیگر آنها را اطاعت مکن و لیک در دنیا با آنها به حسن خلق مصاحبت کن و از راه آن کس که به درگاه من رجوع و انابه‌اش بسیار است پیروی کن، که (پس از مرگ) رجوع شما به سوی من است و من شما را به پاداش اعمالتان آگه خواهم ساخت.///و اگر تو را وادارند چیزی را که بدان علم نداری شریک من گردانی، از آنان فرمان مبر، و با آنان در دنیا به نیکی همنشینی کن، و به راه کسی برو که به سوی من بازگشته است، سپس بازگشت شما به سوی من است، آنگاه از [حقیقت و نتیجه‌] کار و کردارتان آگاهتان می‌سازم‌///و هرگاه آن دو، تلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی، که از آن آگاهی نداری (بلکه می‌دانی باطل است)، از ایشان اطاعت مکن، ولی با آن دو، در دنیا به طرز شایسته‌ای رفتار کن؛ و از راه کسانی پیروی کن که توبه‌کنان به سوی من آمده‌اند؛ سپس بازگشت همه شما به سوی من است و من شما را از آنچه عمل می‌کردید آگاه می‌کنم.///و اگر کوشیدند با تو که شرک ورزی با من آنچه را نیستت بدان دانشی پس فرمانبرداریشان نکن و همراهیشان کن در دنیا به خوشی و پیروی کن راه آن را که بازگشت کند بسوی من بسوی من است بازگشت شما پس آگهیتان دهم بدانچه بودید می‌کردید///و اگر همی بکوشند، تا درباره‌ی چیزی که تو را بدان دانشی (در شرکت الوهیت) نیست به من شرک ورزی، از آنان فرمان مبر (و) در دنیا به خوبی با آنان مصاحبتی شایسته نمای و راه کسی را پیروی کن که سوی من پیاپی بازگشته‌؛ سپس بازگشت شما تنها سوی من است، پس از (حقیقت) آنچه انجام می‌داده‌اید شما را خبری بزرگ خواهم داد. quran_en_fa "O my son!" (said Luqman), "If there be (but) the weight of a mustard-seed and it were (hidden) in a rock, or (anywhere) in the heavens or on earth, Allah will bring it forth: for Allah understands the finest mysteries, (and) is well-acquainted (with them). پسرکم! اگر عمل هموزن دانه خردلی و در درون سنگی یا در آسمان‌ها یا در دل زمین باشد، خدا آن را [در قیامت برای حسابرسی] می‌آورد؛ یقینا خدا لطیف و آگاه است.///پسرکم! اگر عمل هموزن دانه خردلی و در درون سنگی یا در آسمان‌ها یا در دل زمین باشد، خدا آن را [در قیامت برای حسابرسی] می‌آورد؛ یقینا خدا لطیف و آگاه است.///اى پسرک من، اگر عمل به قدر یک دانه خردل در درون صخره‌اى یا در آسمانها یا در زمین باشد، خدا به حسابش مى‌آورد، که او ریزبین و آگاه است.///اى پسرک من! اگر [عمل تو] هموزن دانه خردلى و در درون صخره‌اى یا در آسمان‌ها یا در زمین باشد، خدا آن را مى‌آورد همانا خدا بس دقیق و آگاه است/// «اى پسرک من، اگر [عمل تو] هموزن دانه خردلى و در تخته‌سنگى یا در آسمانها یا در زمین باشد، خدا آن را مى‌آورد، که خدا بس دقیق و آگاه است.///[لقمان فرزندش را نصیحت کرد:] «پسر عزیزم! اگر [عمل تو] همسنگ دانه‌ى خردلى باشد، و در دل تخته‌سنگى، یا در آسمان‌ها، یا در زمین نهفته باشد، خداوند آن را [در قیامت] مى‌آورد؛ همانا خداوند دقیق و آگاه است.///ای فرزندم، خدا اعمال بد و خوب خلق را‌گر چه به مقدار خردلی در میان سنگی یا در (طبقات) آسمان‌ها یا زمین پنهان باشد همه را (در محاسبه) می‌آورد، که خدا توانا و آگاه است.///فرزندم بدان که اگر [عملی‌] هم سنگ دانه خردلی باشد، و آنگاه در دل تخته‌سنگی یا در آسمانها یا در زمین نهفته باشد، خداوند آن را به میان می‌آورد، چرا که خداوند باریک‌بین آگاه است‌///پسرم! اگر به اندازه سنگینی دانه خردلی (کار نیک یا بد) باشد، و در دل سنگی یا در (گوشه‌ای از) آسمانها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در قیامت برای حساب) می‌آورد؛ خداوند دقیق و آگاه است!///ای پسرک من همانا آن اگر باشد به سنگینی دانه‌ای از خردل پس باشد در سنگی خارا یا در آسمانها یا در زمین بیاردش خدا همانا خدا است بخشنده آگاه‌///«ای پسرکم! اگر - بی‌چون - طاعتت در شرک هم‌وزن دانه‌ی خردلی، پس درون تخته سنگی یا در (دل) آسمان‌ها یا در ژرفای زمین باشد، خدا آن را (برون) می‌آورد. همواره خدا بسی دقیق و آگاه است.» quran_en_fa "O my son! establish regular prayer, enjoin what is just, and forbid what is wrong: and bear with patient constancy whatever betide thee; for this is firmness (of purpose) in (the conduct of) affairs. پسرکم! نماز را برپا دار و مردم را به کار پسندیده وادار و از کار زشت بازدار و بر آنچه [از مشکلات و سختی‌ها] به تو می‌رسد شکیبایی کن، که اینها از اموری است که ملازمت بر آن از واجبات است.///پسرکم! نماز را برپا دار و مردم را به کار پسندیده وادار و از کار زشت بازدار و بر آنچه [از مشکلات و سختی‌ها] به تو می‌رسد شکیبایی کن، که اینها از اموری است که ملازمت بر آن از واجبات است.///اى پسرک من، نماز بگزار، و امر به معروف و نهى از منکر کن و بر هر چه بر تو رسد صبر کن که این از کارهایى است که نباید سهلش انگاشت.///اى پسرک من! نماز را برپا دار و به معروف وادار و از منکر بازدار، و بر آسیبى که [در این راه‌] به تو رسد صبر کن. بى‌تردید این [صبورى‌] از کارهاى استوار است [که اراده‌ى قوى مى‌خواهد]///اى پسرک من، نماز را برپا دار و به کار پسندیده وادار و از کار ناپسند باز دار، و بر آسیبى که بر تو وارد آمده است شکیبا باش. این [حاکى‌] از عزم [و اراده تو در] امور است.///فرزندم! نماز را برپا دار و امر به معروف و نهى از منکر کن، و بر آنچه از سختى‌ها به تو مى‌رسد، شکیبا باش، همانا این [صبر] از امور واجب و مهم است.///ای فرزند عزیزم، نماز را به پا دار و امر به معروف و نهی از منکر کن و (بر این کار از مردم نادان) هر آزار بینی صبر پیش گیر، که این نشانه‌ای از عزم ثابت (مردم بلند همت) در امور عالم است.///فرزندم نماز را برپا دار و امر به معروف و نهی از منکر کن، و بر مصیبتی که تو را فرارسد شکیبایی کن که این از کارهای سترگ است‌///پسرم! نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهی از منکر کن، و در برابر مصایبی که به تو می‌رسد شکیبا باش که این از کارهای مهم است!///ای پسرک من بپای دار نماز را و فرمان کن به نیکی و بازدار از بدی و شکیبا شو بر آنچه رسدت همانا این است از عزیمت کارها///«پسرکم! نماز را بر پا بدار و به کار پسندیده وادار و از کار ناپسند بازدار و بر آسیبی که (در راه امر و نهی) بر تو وارد آمده شکیبایی کن. به‌راستی این (حاکی) از عزم و اراده‌ی تو در کارهاست.» quran_en_fa "And swell not thy cheek (for pride) at men, nor walk in insolence through the earth; for Allah loveth not any arrogant boaster. متکبرانه روی از مردم برمگردان، و در زمین با ناز و غرور راه مرو، همانا خدا هیچ خودپسند فخرفروش را دوست ندارد.///متکبرانه روی از مردم برمگردان، و در زمین با ناز و غرور راه مرو، همانا خدا هیچ خودپسند فخرفروش را دوست ندارد.///به تکبر از مردم روى مگردان و به خودپسندى بر زمین راه مرو، زیرا خدا هیچ به نازخرامنده فخرفروشى را دوست ندارد.///و از مردمان [به نخوت‌] رخ بر متاب، و در زمین به تکبر راه مرو، که خدا هیچ خود پسند مغرورى را دوست نمى‌دارد///و از مردم [به نخوت‌] رخ برمتاب، و در زمین خرامان راه مرو که خدا خودپسند لافزن را دوست نمى‌دارد.///و روى خود را [به تکبر] از مردم برمگردان، و در زمین با ناز و غرور راه مرو، زیرا خداوند هیچ خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد.///و هرگز به تکبر و ناز از مردم (اهل نیاز) رخ متاب و در زمین با غرور و تبختر قدم بر مدار، که خدا هرگز مردم متکبر خودستا را دوست نمی‌دارد.///و رویت را از مردم [به تکبر] برمگردان و در زمین خرامان راه مرو، چرا که خداوند، هیچ متکبر فخرفروشی را دوست ندارد///(پسرم!) با بی‌اعتنایی از مردم روی مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبر مغروری را دوست ندارد.///و دژم نساز روی خود را برای مردم و نرو در زمین خرامان همانا خدا دوست ندارد آن را که خرامانی خودپسند است‌///«و برای مردمان چهره‌ات را متکبرانه برمگردان [: گردن‌فرازی مکن] و در زمین خرامان و خودخواهان راه مرو. خدا بی‌چون هیچ خودپسند لافزنی را دوست نمی‌دارد.» quran_en_fa "And be moderate in thy pace, and lower thy voice; for the harshest of sounds without doubt is the braying of the ass." و در راه رفتنت میانه رو باش، و از صدایت بکاه که بی تردید ناپسندترین صداها صدای خران است.///و در راه رفتنت میانه رو باش، و از صدایت بکاه که بی تردید ناپسندترین صداها صدای خران است.///در رفتارت راه میانه را برگزین و آوازت را فرود آر، زیرا ناخوش‌ترین بانگها بانگ خران است.///و در راه رفتن خود میانه‌رو باش، و از صداى خود بکاه، که بدترین بانگ‌ها بانگ خران است///و در راه‌رفتن خود میانه‌رو باش، و صدایت را آهسته‌ساز، که بدترین آوازها بانگ خران است.///و در راه رفتن [و رفتار]، میانه‌رو باش. و از صدایت بکاه، که ناخوش‌ترین صداها، آواز خراناست.»///و در رفتارت میانه روی اختیار کن و سخن آرام گو (نه با فریاد بلند) که زشت‌ترین صداها صوت الاغ است.///و میانه‌روی کن و صدایت را آهسته بدار، چرا که ناخوشترین آوازها بانگ درازگوشان است‌///(پسرم!) در راه‌رفتن، اعتدال را رعایت کن؛ از صدای خود بکاه (و هرگز فریاد مزن) که زشت‌ترین صداها صدای خران است.///و میانه‌رو باش در روش خویش و فرو کش از آواز خویش همانا ناخوشترین آوازها آواز خران است‌///«در (روش و) راهت میانه‌رو باش و از صدایت بکاه؛ به‌راستی ناخوشایندترین صداها بی‌گمان صدای خران است.» quran_en_fa Do ye not see that Allah has subjected to your (use) all things in the heavens and on earth, and has made his bounties flow to you in exceeding measure, (both) seen and unseen? Yet there are among men those who dispute about Allah, without knowledge and without guidance, and without a Book to enlighten them! آیا ندانسته‌اید که خدا آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است، مسخر و رام شما کرده، و نعمت‌های آشکار و نهانش را بر شما فراوان و کامل ارزانی داشته، و برخی از مردم اند که همواره بدون هیچ دانشی [بلکه از روی جهل و نادانی] و بدون هیچ هدایتی و هیچ کتاب روشنی درباره خدا مجادله و ستیز می‌کنند.///آیا ندانسته‌اید که خدا آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است، مسخر و رام شما کرده، و نعمت‌های آشکار و نهانش را بر شما فراوان و کامل ارزانی داشته، و برخی از مردم اند که همواره بدون هیچ دانشی [بلکه از روی جهل و نادانی] و بدون هیچ هدایتی و هیچ کتاب روشنی درباره خدا مجادله و ستیز می‌کنند.///آیا ندیده‌اید که خدا هر چه را که در آسمانها و زمین است رام شما کرده است و نعمتهاى خود را چه آشکار و چه پنهان به تمامى بر شما ارزانى داشته؟ و پاره‌اى از مردم بى‌هیچ دانشى یا راهنمایى و کتاب روشنى، درباره خدا جدال مى‌کنند.///آیا ندیدید که خدا آنچه را که در آسمان‌ها و در زمین است مسخر شما ساخته، و نعمت‌هاى آشکار و پنهان خود را بر شما کامل کرده است؟ [باز] برخى از مردم، بدون هیچ دانش و هدایت و کتاب روشنگرى در باره‌ى خدا مجادله مى‌کنند///آیا ندانسته‌اید که خدا آنچه را که در آسمانها و آنچه را که در زمین است، مسخر شما ساخته و نعمتهاى ظاهر و باطن خود را بر شما تمام کرده است؟ و برخى از مردم در باره خدا بى‌ [آنکه‌] دانش و رهنمود و کتابى روشن [داشته باشند] به مجادله برمى‌خیزند.///آیا ندیدید که خداوند آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است، براى شما مسخر کرده، و نعمت‌هاى ظاهرى و باطنى خود را فراوان و کامل بر شما ارزانى داشته است؟ ولى بعضى از مردم بدون هیچ دانش و هدایتى، و بدون هیچ کتاب روشنگرى، درباره‌ى خداوند به جدال و ستیز مى‌پردازند.///آیا شما مردم به حس مشاهده نمی‌کنید که خدا انواع موجوداتی که در آسمانها و زمین است برای شما مسخر کرده و نعمت‌های ظاهر و باطن خود را برای شما فراوان فرموده؟ و (با وجود این) برخی از مردم از روی جهل و گمراهی و بی‌خبری از کتاب روشن (حق) در (دین) خدای متعال مجادله می‌کنند.///آیا نیندیشیده‌اید که خداوند آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، برای شما رام کرد، و نعمتهای آشکار و پنهانش را بر شما تمام کرد، و از مردم کسی هست که بدون هیچ علمی و هیچ رهنمودی و هیچ کتاب روشنگری در حق خداوند مجادله می‌کند///آیا ندیدید خداوند آنچه را در آسمانها و زمین است مسخر شما کرده، و نعمتهای آشکار و پنهان خود را به طور فراوان بر شما ارزانی داشته است؟! ولی بعضی از مردم بدون هیچ دانش و هدایت و کتاب روشنگری درباره خدا مجادله می‌کنند!///آیا نبینید که خدا رام کرد برای شما آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و فراوان کرد بر شما روزیهای خویش را آشکار و نهان و از مردم است آنکه بستیزد در خدا بی دانشی و نه رهبریی و نه کتابی درخشان‌///آیا ندیدید [: ندانستید] که خدا به‌‌راستی آنچه را که در آسمان‌ها و آنچه را که در زمین است، برایتان مسخر کرده و نعمت‌های آشکار و نهانش را بر (سر و سامان) تان تمام و گشاده و ریزان نموده است‌؟ و برخی از مردمان درباره‌ی خدا بدون هیچ دانش و بینشی، و رهنمود و کتابی روشنگر به مجادله و ستیز برمی‌خیزند. quran_en_fa When they are told to follow the (Revelation) that Allah has sent down, they say: "Nay, we shall follow the ways that we found our fathers (following). "What! even if it is Satan beckoning them to the Penalty of the (Blazing) Fire? و چون به آنان گویند: از آنچه خدا نازل کرده است، پیروی کنید، می‌گویند: [پیروی نمی‌کنیم] بلکه ما از آنچه پدرانمان را بر آن یافته‌ایم، پیروی می‌کنیم. آیا [کورکورانه از گذشتگان پیروی می‌کنند] و هرچند که شیطان آنان را با این پیروی به عذاب فروزان دعوت کند؟!///و چون به آنان گویند: از آنچه خدا نازل کرده است، پیروی کنید، می‌گویند: [پیروی نمی‌کنیم] بلکه ما از آنچه پدرانمان را بر آن یافته‌ایم، پیروی می‌کنیم. آیا [کورکورانه از گذشتگان پیروی می‌کنند] و هرچند که شیطان آنان را با این پیروی به عذاب فروزان دعوت کند؟!///و چون به آنها بگویند: از آنچه خدا نازل کرده است متابعت کنید؛ گویند: نه، ما از آیینى که پدران خود را بر آن یافته‌ایم متابعت مى‌کنیم. اگر چه شیطان به عذاب آتششان فراخوانده باشد.///و چون به آنها گفته شود: آنچه را که خدا نازل کرده پیروى کنید، گویند: [نه،] بلکه از آنچه پدرانمان را بر آن یافته‌ایم پیروى مى‌کنیم. آیا هر چند شیطان آنها را به سوى عذاب شعله‌ور فرا خواند [باز هم از آنها پیروى مى‌کنند]///و چون به آنان گفته شود: «آنچه را که خدا نازل کرده پیروى کنید»، مى‌گویند: «[نه!] بلکه آنچه که پدرانمان را بر آن یافته‌ایم پیروى مى‌کنیم»؛ آیا هر چند شیطان آنان را به سوى عذاب سوزان فرا خواند؟///و هرگاه به آنان گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده، پیروى کنید.» می‌گویند: «بلکه ما از چیزی پیروى می‌کنیم که پدرانمان را بر آن یافته‌ایم.» آیا اگر شیطان آنان را به عذاب فروزان فراخواند [باید از او پیروى کنند]؟!///و چون به این مردم (اهل جدل و عناد) گویند که بیایید از کتابی که خدا فرستاده پیروی کنید، جواب دهند ما تنها از طریقی که پدران خود را بر آن یافته‌ایم پیروی می‌کنیم. آیا هر چند آنان را شیطان به آتش دوزخ بخواند (باز پیرو آنها می‌شوند).///و چون به ایشان گفته شود از آنچه خداوند نازل کرده است پیروی کنید گویند بلکه از آنچه پدرانمان را طرف‌دار آن یافته‌ایم پیروی می‌کنیم، حتی اگر شیطان ایشان را به سوی عذاب آتش دوزخ بخواند؟///و هنگامی که به آنان گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده پیروی کنید!»، می‌گویند: «نه، بلکه ما از چیزی پیروی می‌کنیم که پدران خود را بر آن یافتیم!» آیا حتی اگر شیطان آنان را دعوت به عذاب آتش فروزان کند (باز هم تبعیت می‌کنند)؟!///و اگر گفته شود بدیشان پیروی کنید آنچه را فرستاد خدا گویند بلکه پیروی کنیم آنچه یافتیم پدران خویش را بر آن و اگر چه باشد شیطان بخواندشان بسوی عذاب سوزان‌///و هنگامی که به آنان گفته شود: «آنچه را که خدا نازل کرده پیروی کنید.» گویند: «(نه!) بلکه آنچه که پدرانمان را بر آن یافته‌ایم پیروی می‌کنیم‌.» آیا و هر چند شیطان آنان را سوی عذاب شعله‌ور و سوزان فراخواند (باز هم از آنان پیروی می‌کنند)؟ quran_en_fa Whoever submits his whole self to Allah, and is a doer of good, has grasped indeed the most trustworthy hand-hold: and with Allah rests the End and Decision of (all) affairs. و هرکس همه وجود خود را به سوی خدا کند در حالی که نیکوکار باشد بی تردید به محکم‌ترین دستگیره چنگ زده است؛ و سرانجام و عاقبت همه کارها فقط به سوی خداست.///و هرکس همه وجود خود را به سوی خدا کند در حالی که نیکوکار باشد بی تردید به محکم‌ترین دستگیره چنگ زده است؛ و سرانجام و عاقبت همه کارها فقط به سوی خداست.///هر که روى خویش به خدا کند و نیکوکار باشد هرآینه به دستگیره استوارى چنگ زده است، و پایان همه کارها به سوى خداست.///و هر کس خود را در حالى که نیکوکار باشد تسلیم خدا کند، قطعا به محکم‌ترین دستاویز چنگ زده، و عاقبت کارها به سوى خداست///و هر کس خود را -در حالى که نیکوکار باشد- تسلیم خدا کند، قطعا در ریسمان استوارترى چنگ درزده، و فرجام کارها به سوى خداست.///و هر کس روى خود را به سوى خدا کند، و نیکوکار باشد، پس بى‌تردید به دستگیره محکمى چنگ زده، و پایان همه‌ى کارها به سوى اوست.///و هر کس روی تسلیم و رضا به سوی خدا آرد و نکوکار باشد چنین کس به محکم‌ترین رشته الهی چنگ زده است، و (بدانید که) پایان کارها به سوی خداست.///و هر کس روی دلش را به سوی خداوند نهد و نیکوکار باشد، به راستی که دست در دستاویز استواری زده است، و سرانجام کارها با خداوند است‌///کسی که روی خود را تسلیم خدا کند در حالی که نیکوکار باشد، به دستگیره محکمی چنگ زده (و به تکیه‌گاه مطمئنی تکیه کرده است)؛ و عاقبت همه کارها به سوی خداست.///و آنکه تسلیم کند روی خود را بسوی خدا و او است نکوکار همانا پناه جست به دستاویزی استوار و بسوی خدا است فرجام کارها///و هر کس (چهره‌ی خود را) - در حالی‌که نیکوکار باشد- برای خدا تسلیم کند، همواره با پایدارترین چنگ‌آویز (خود را) نگهبانی کرده. و فرجام کارها تنها سوی خداست. quran_en_fa But if any reject Faith, let not his rejection grieve thee: to Us is their return, and We shall tell them the truth of their deeds: for Allah knows well all that is in (men's) hearts. و هرکس کفر ورزد، کفرش تو را اندوهگین نسازد؛ بازگشت آنان فقط به سوی ماست، پس آنان را از آنچه انجام داده‌اند آگاه می‌کنیم؛ یقینا خدا به نیات و اسرار سینه‌ها داناست.///و هرکس کفر ورزد، کفرش تو را اندوهگین نسازد؛ بازگشت آنان فقط به سوی ماست، پس آنان را از آنچه انجام داده‌اند آگاه می‌کنیم؛ یقینا خدا به نیات و اسرار سینه‌ها داناست.///آن کس که کافر شده است کفرش تو را غمگین نسازد. بازگشتشان نزد ماست. پس به کارهایى که کرده‌اند آگاهشان مى‌کنیم. زیرا خدا به آنچه در دلها مى‌گذرد آگاه است.///و هر کس کفر ورزد، کفر او تو را غمگین نکند. بازگشتشان به سوى ماست، پس آنها را به [حقیقت‌] آنچه کرده‌اند آگاه خواهیم کرد. بى‌تردید خدا به راز دل‌ها آگاه است///و هر کس کفر ورزد، نباید کفر او تو را غمگین گرداند. بازگشتشان به سوى ماست، و به [حقیقت‌] آنچه کرده‌اند آگاهشان خواهیم کرد. در حقیقت، خدا به راز دلها داناست.///[اى پیامبر!] هر کس کفر ورزید، کفرش تو را اندوهگین نکند. بازگشت آنان به سوى ماست، و ما آنان را به عملکردشان آگاه خواهیم کرد. قطعا خداوند به آنچه در سینه‌هاست، آگاه است.///(ای رسول ما) تو از کفر هر که کافر شود محزون مباش، که رجوعشان به سوی ماست و ما آنان را سخت از (کیفر) کردارشان آگه می‌سازیم، که همانا خدا از اسرار دلهای خلق هم آگاه است.///و هر کس کفر ورزد، کفر او تو را اندوهگین نکند، بازگشتشان به سوی ماست، آنگاه ایشان را از [حقیقت و نتیجه‌] آنچه کرده‌اند آگاه سازیم، که بی‌گمان خداوند دانای راز دلهاست‌///و کسی که کافر شود، کفر او تو را غمگین نسازد؛ بازگشت همه آنان به سوی ماست و ما آنها را از اعمالی که انجام داده‌اند (و نتایج شوم آن) آگاه خواهیم ساخت؛ خداوند به آنچه درون سینه‌هاست آگاه است.///و آنکه کفر ورزد اندوهگین نسازدت کفرش بسوی ما است بازگشت ایشان تا آگهیشان دهیم بدانچه کردند همانا خدا دانا است به راز سینه‌ها///و هر کس کفر ورزد، نباید کفرش تو را غمگین سازد. بازگشتشان تنها سوی ماست. پس به آنچه کرده‌اند به‌خوبی آگاهی مهمشان خواهیم داد. به‌راستی خدا به ذات (و درون) سینه‌ها بسی داناست. quran_en_fa We grant them their pleasure for a little while: in the end shall We drive them to a chastisement unrelenting. اندکی [از نعمت‌های مادی] برخوردارشان می‌کنیم، سپس آنان را [به وارد شدن] در عذابی سخت ناچار می‌کنیم،///اندکی [از نعمت‌های مادی] برخوردارشان می‌کنیم، سپس آنان را [به وارد شدن] در عذابی سخت ناچار می‌کنیم،///اندکى کامیابشان مى‌سازیم، سپس به بیچارگى به عذاب سختشان مى‌کشانیم.///اندکى برخوردارشان مى‌سازیم، سپس آنها را به عذابى شدید مى‌کشانیم/// [ما] آنان را اندکى برخوردار مى‌سازیم، سپس ایشان را در عذابى پر فشار درمانده مى‌کنیم.///آنان را [در دنیا] اندکى بهره‌مند مى‌کنیم، سپس به عذاب سختى گرفتارشان خواهیم ساخت.///اندک زمانی آن کافران را (به لذات فانی دنیا) برخوردار می‌سازیم آن گاه (بعد از مرگ) به عذاب سختشان به ناچار گرفتار خواهیم کرد.///اندکی برخوردارشان سازیم، سپس به عذابی سخت و سنگین دچارشان سازیم‌///ما اندکی آنها را از متاع دنیا بهره‌مند می‌کنیم، سپس آنها را به تحمل عذاب شدیدی وادار می‌سازیم!///بهره‌مندشان سازیم اندکی و سپس ناگزیرشان سازیم بسوی عذابی انبوه‌///(ما) آنان را (در دنیا) اندکی برخوردار می‌سازیم، سپس در عذابی پرفشار ناگزیر و ناگریز گرفتارشان می‌گردانیم. quran_en_fa If thou ask them, who it is that created the heavens and the earth. They will certainly say, "Allah". Say: "Praise be to Allah!" But most of them understand not. و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده است؟ قطعا می‌گویند: خدا. بگو: همه ستایش‌ها ویژه خداست [آیا درک می‌کنند که همه امور به دست خداست؟ نه] بلکه بیشترشان معرفت و دانش ندارند؛///و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده است؟ قطعا می‌گویند: خدا. بگو: همه ستایش‌ها ویژه خداست [آیا درک می‌کنند که همه امور به دست خداست؟ نه] بلکه بیشترشان معرفت و دانش ندارند؛///اگر از آنها بپرسى: چه کسى آسمانها و زمین را آفریده است؟ خواهند گفت: خدا. بگو: سپاس خدا را. بلکه بیشترشان نادانند.///و اگر از آنها بپرسى: چه کسى آسمان‌ها و زمین را آفریده است؟ مسلما خواهند گفت: خدا. بگو: ستایش از آن خداست، ولى بیشترشان نمى‌دانند///و اگر از آنها بپرسى: «چه کسى آسمانها و زمین را آفریده است؟ مسلما خواهند گفت: «خدا.» بگو: «ستایش از آن خداست» ولى بیشترشان نمى‌دانند.///و اگر از آنان بپرسى: «چه کسى آسمان‌ها و زمین را آفریده است؟» حتما خواهند گفت: «خدا.» بگو: «ستایش از آن خداست.» ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///و اگر از این کافران سؤال کنی آن کیست که آسمانها و زمین را آفریده؟ البته جواب دهند خداست. باز گو: ستایش خدای را (که کافران نیز معترفند) بلکه اکثر آنها (بر این حقیقت که آفریننده جهان خداست اگر به زبان گویند به دل) آگاه نیستند.///و اگر از ایشان پرسی چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است گویند خداوند، بگو سپاس خدای را، ولی بیشترینه آنان نمی‌دانند///و هرگاه از آنان سؤال کنی: «چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟» مسلما می‌گویند: «الله»، بگو: «الحمد لله (که خود شما معترفید)!» ولی بیشتر آنان نمی‌دانند!///و اگر پرسیشان که آفرید آسمانها و زمین را هر آینه گویند خدا بگو سپاس خدا را بلکه بیشتر ایشان نمی‌دانند///و به‌راستی اگر از آنها بپرسی: «چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده است‌؟» همانا بی‌چون خواهند گفت: «خدا.» بگو: «کل ستایش‌ها از آن خداست‌.» ولی بیشترشان نمی‌دانند. quran_en_fa To Allah belong all things in heaven and earth: verily Allah is He (that is) free of all wants, worthy of all praise. آنچه در آسمان‌ها و زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست؛ یقینا خدا همان بی نیاز و ستوده است.///آنچه در آسمان‌ها و زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست؛ یقینا خدا همان بی نیاز و ستوده است.///از آن خداست آنچه در آسمانها و زمین است و خدا بى‌نیاز و ستودنى است.///آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آن خداست. همانا خداست که بى‌نیاز ستوده است///آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست، در حقیقت، خدا همان بى‌نیاز ستوده‌ [صفات‌] است.///آنچه در آسمان‌ها و زمین است، از آن خداست. همانا او بى‌نیاز و ستوده است.///هر چه در آسمان و زمین است همه ملک خداست، که خدا ذاتش بی‌نیاز و اوصافش همه پسندیده است.///آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداوند است، بی‌گمان خداوند بی‌نیاز ستوده است‌///آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست، چرا که خداوند بی‌نیاز و شایسته ستایش است!///خدای را است آنچه در آسمانها و زمین است همانا خدا است بی‌نیاز ستوده‌///آنچه در آسمان‌ها و زمین است، تنها از آن خداست. بی‌شک، خدا، (هم) او بی‌نیاز ستوده است. quran_en_fa And if all the trees on earth were pens and the ocean (were ink), with seven oceans behind it to add to its (supply), yet would not the words of Allah be exhausted (in the writing): for Allah is Exalted in Power, full of Wisdom. اگر [برای نوشتن و ثبت کردن کلمات خدا که در حقیقت مخلوقات او هستند] آنچه درخت در زمین است قلم باشد و دریا [مرکب] و هفت دریای دیگر آن را پس از پایان یافتنش مدد رسانند، کلمات خدا پایان نپذیرد؛ یقینا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///اگر [برای نوشتن و ثبت کردن کلمات خدا که در حقیقت مخلوقات او هستند] آنچه درخت در زمین است قلم باشد و دریا [مرکب] و هفت دریای دیگر آن را پس از پایان یافتنش مدد رسانند، کلمات خدا پایان نپذیرد؛ یقینا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///و اگر همه درختان روى زمین قلم شوند و دریا مرکب و هفت دریاى دیگر به مددش بیاید، سخنان خدا پایان نمى‌یابد. و خدا پیروزمند و حکیم است.///و اگر هر چه درخت در زمین است قلم بود و دریا [مرکب و] هفت دریاى دیگر به مدد آن مى‌آمد، [تا کلمات خدا را بنویسند] کلمات خدا پایان نمى‌پذیرفت، قطعا خداست که شکست ناپذیر حکیم است///و اگر آن چه درخت در زمین است قلم باشد و دریا را هفت دریاى دیگر به یارى آید، سخنان خدا پایان نپذیرد. قطعا خداست که شکست‌ناپذیر حکیم است.///و اگر آنچه درخت در زمین است، قلم شوند، و دریا [مرکب شود] و از پس آن هفت دریا، به کمک آیند، [تا کلمات خدا را بنویسند،] کلمات خدا به پایان نرسد. خداوند شکست‌ناپذیر و حکیم است.///و اگر هر درخت روی زمین (در کف نویسندگان عالم) قلم شود و آب دریا به اضافه هفت دریای دیگر مرکب گردد باز نگارش کلمات خدا (که موجودات بی‌نهایت کتاب آفرینش است) ناتمام بماند، که همانا خدا را اقتدار بی‌نهایت و حکمت بی‌پایان است.///و اگر آنچه درخت در زمین هست، قلم شود، و دریا [چون مرکب باشد] سپس هفت دریا به آن مدد برساند، کلمات الهی به پایان نرسد، که خداوند پیروزمند فرزانه است‌///و اگر همه درختان روی زمین قلم شود، و دریا برای آن مرکب گردد، و هفت دریاچه به آن افزوده شود، اینها همه تمام می‌شود ولی کلمات خدا پایان نمی‌گیرد؛ خداوند عزیز و حکیم است.///و اگر باشد آنچه در زمین است از درخت قلمهائی و دریا را کمک کند از پس آن هفت دریا پایان نیابد سخنان خدا همانا خدا است عزتمند حکیم‌///و اگر آنچه درخت در زمین است به‌راستی قلم‌هایی باشد و دریا را هفت دریای دیگر پس از آن به یاری و مددکاری کشد، (که کلمات خدا را با آنها بنویسند) کلمات خدا هرگز پایان نپذیرد. همواره خدا عزیز و حکیم است. quran_en_fa And your creation or your resurrection is in no wise but as an individual soul: for Allah is He Who hears and sees (all things). آفریدن شما و برانگیختنتان [برای ما] جز مانند [آفریدن و برانگیختن] یک تن نیست؛ یقینا خدا شنوا و بیناست.///آفریدن شما و برانگیختنتان [برای ما] جز مانند [آفریدن و برانگیختن] یک تن نیست؛ یقینا خدا شنوا و بیناست.///آفرینش همه شما و باز زنده کردنتان تنها همانند زنده کردن یک تن است. هرآینه خدا شنوا و بیناست.///آفرینش و برانگیختن شما [در نزد ما] جز مانند [آفرینش‌] یک تن نیست. همانا خدا شنواى بیناست///آفرینش و برانگیختن شما [در نزد ما] جز مانند [آفرینش‌] یک تن نیست، که خدا شنواى بیناست.///آفرینش و رستاخیز [همه‌ى] شما [نزد خدا چیزى] جز مانند [آفریدن و زنده کردن] یک تن نیست. خداوند شنوا و بیناست.///خلقت و بعثت همه شما (خلایق بی‌شمار در آسانی بر خدا) جز مثل یک تن واحد نیست، که همانا خدا شنوا و بیناست.///آفرینش و برانگیختن شما [در قیامت‌] جز مانند تنی یگانه نیست، بی‌گمان خداوند شنوای بیناست‌///آفرینش و برانگیختن (و زندگی دوباره) همه شما (در قیامت) همانند یک فرد بیش نیست؛ خداوند شنوا و بیناست!///نیست آفرینش شما و نه برانگیختن شما مگر چون یک تن همانا خدا است شنوای بینا///آفرینش و برانگیختنتان (در نزد ما) جز مانند (آفرینش) یک شخص نیست. به‌راستی خدا بس شنوایی بسیار بیناست. quran_en_fa Seest thou not that Allah merges Night into Day and he merges Day into Night; that He has subjected the sun, and the moon (to his Law), each running its course for a term appointed; and that Allah is well-acquainted with all that ye do? آیا ندانسته‌ای که خدا شب را در روز فرو می‌برد و روز را در شب فرو می‌برد، و خورشید و ماه را مسخر و رام کرده است که هر کدام تا مدتی معین روانند؛ و یقینا خدا به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///آیا ندانسته‌ای که خدا شب را در روز فرو می‌برد و روز را در شب فرو می‌برد، و خورشید و ماه را مسخر و رام کرده است که هر کدام تا مدتی معین روانند؛ و یقینا خدا به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///آیا ندیده‌اى که خدا از شب مى‌کاهد و به روز مى‌افزاید و از روز مى‌کاهد و به شب مى‌افزاید و آفتاب و ماه را رام خود ساخت که هر یک تا زمانى معین در حرکت است؟ و خدا به کارهایى که مى‌کنید آگاه است.///آیا ندیدى که خدا شب را در روز داخل مى‌کند [و شب بلند مى‌شود] و روز را در شب داخل مى‌کند [و روز بلند مى‌شود] و آفتاب و ماه را مسخر ساخته و هر کدام تا زمان معینى [در مدارى‌] روانند و خدا به آنچه مى‌کنید آگاه است///آیا ندیده‌اى که خدا شب را در روز درمى‌آورد، و روز را [نیز] در شب درمى‌آورد، و آفتاب و ماه را تسخیر کرده است [که‌] هر یک تا وقت معلومى روانند و [نیز] خدا به آنچه مى‌کنید آگاه است؟///آیا ندیدى که خداوند، پیوسته شب را در روز و روز را در شب داخل مى‌کند و خورشید و ماه را تسخیر کرده که هر یک تا زمان معینى در حرکتند؟ خداوند به آنچه مى‌کنید، آگاه است.///آیا (ای رسول) ندیدی (و ای مردم به حس مشاهده نمی‌کنید) که خدا شب را در روز و روز را در شب داخل کند و خورشید و ماه را مسخر ساخته که هر یک تا وقت معینی (و به نظم ثابت مخصوصی) گردش کنند؟ و (نمی‌دانید که) خدا به هر چه می‌کنید آگاه است؟///آیا ننگریسته‌ای که خداوند از شب می‌کاهد و بر روز می‌افزاید و از روز می‌کاهد و بر شب می‌افزاید و خورشید و ماه را رام کرده است که هر یک تا سرآمدی معین روان است، و خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است‌///آیا ندیدی که خداوند شب را در روز، و روز را در شب داخل می‌کند، و خورشید و ماه را مسخر ساخته و هر کدام تا سرآمد معینی به حرکت خود ادامه می‌دهند؟! خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.///آیا نبینی خدا فرو می‌برد شب را در روز و فرو می‌برد روز را در شب و رام کرد مهر و ماه را هر کدام روان است بسوی سرآمدی نامبرده و آنکه خدا است به آنچه می‌کنید آگاه‌///آیا ندیدی که خدا همواره شب را در روز و روز را در شب فرو می‌برد و خورشید و ماه را مسخر کرده است (که) هر یک تا وقت معلومی روانند و اینکه خدا به‌راستی به آنچه می‌کنید آگاه است‌؟ quran_en_fa That is because Allah is the (only) Reality, and because whatever else they invoke besides Him is Falsehood; and because Allah,- He is the Most High, Most Great. این [آفریده‌های شگفت و این تغییرات و تحولات] دلیل بر این است که خدا فقط حق است و آنچه به جای او می‌پرستند باطل است، و بی تردید خدا همان والا مرتبه و بزرگ است.///این [آفریده‌های شگفت و این تغییرات و تحولات] دلیل بر این است که خدا فقط حق است و آنچه به جای او می‌پرستند باطل است، و بی تردید خدا همان والا مرتبه و بزرگ است.///این بدان سبب است که خداى یکتا حق است و هر چه به جز او مى‌خوانند باطل است و خداست بلندمرتبه و بزرگوار.///اینها [همه‌] دلیل آن است که خداوند، همو حق است و غیر از او هر چه مى‌خوانند باطل است و این که خدا بلند مرتبه بزرگ است///این‌ [ها همه‌] دلیل آن است که خدا خود حق است و غیر از او هر چه را که مى‌خوانند باطل است، و خدا همان بلندمرتبه بزرگ است.///این [همه]، دلیل بر آن است که خداوند، حق و آنچه جز او مى‌خوانند، باطل است و خداوند بلندمرتبه و بزرگ است.///این قدرت کامل بدین سبب است که خدای یکتا حق مطلق و آنچه به جز او به خدایی می‌خوانند همه باطل محض است و تنها خدا (که حق و وجود حقیقی است) بلند مرتبه و بزرگوار است.///این از آن است که خداوند بر حق است، و آنچه به جای او می‌پرستند، باطل است، و بی‌گمان خداوند است که بلندمرتبه بزرگ است‌///اینها همه دلیل بر آن است که خداوند حق است، و آنچه غیر از او می‌خوانند باطل است، و خداوند بلند مقام و بزرگ مرتبه است!///این بدان است که خدا است حق و هر چه خوانند جز او باطل است و آنکه خدا است مهتر بزرگ‌///این (همه قدرت‌نمایی‌ها) بدین جهت است، که خدا خود کل حق است و بی‌چون غیر از او هر چه را (به خدایی) می‌خوانند و می‌خواهند باطل است. و خدا بی‌گمان همان بلندمرتبه‌ی بزرگ است. quran_en_fa Seest thou not that the ships sail through the ocean by the Grace of Allah?- that He may show you of His Signs? Verily in this are Signs for all who constantly persevere and give thanks. آیا ندانسته‌ای که کشتی‌ها به سبب نعمت‌های خدا [چون باد، هوا و دیگر عوامل] در دریا روانند تا خدا برخی از نشانه‌های قدرت خود را به شما نشان دهد؛ بی تردید در این [واقعیت] برای هر شکیبای سپاس گزاری نشانه هایی [از توحید، قدرت و ربوبیت خدا] ست.///آیا ندانسته‌ای که کشتی‌ها به سبب نعمت‌های خدا [چون باد، هوا و دیگر عوامل] در دریا روانند تا خدا برخی از نشانه‌های قدرت خود را به شما نشان دهد؛ بی تردید در این [واقعیت] برای هر شکیبای سپاس گزاری نشانه هایی [از توحید، قدرت و ربوبیت خدا] ست.///آیا ندیده‌اى که کشتى به نعمت خدا در دریا روان مى‌شود تا خدا پاره‌اى از آیات قدرت خود را به شما بنمایاند؟ در این، براى مردم شکیباى سپاسگزار عبرتهاست.///آیا ندیدى که کشتى‌ها به نعمت خدا در دریا حرکت مى‌کنند تا برخى از نشانه‌هاى [قدرت‌] خود را به شما نشان دهد؟ قطعا در این [قدرت‌نمایى‌] براى هر شکیباى سپاسگزارى، نشانه‌هاست///آیا ندیده‌اى که کشتیها به نعمت خدا در دریا روان مى‌گردند تا برخى از نشانه‌هاى [قدرت‌] خود را به شما بنمایاند؟ قطعا در این [قدرت نمایى،] براى هر شکیباى سپاسگزارى، نشانه‌هاست.///آیا ندیدى کشتى‌ها در سایه‌ى نعمت خداوند در دریا حرکت مى‌کنند، تا خدا بخشى از آیات [قدرت] خود را به شما نشان دهد؟ در این [حرکت کشتى‌ها]، براى هر شکیبای سپاس‌گزاری، نشانه‌هایى است.///آیا نمی‌بینی که چگونه کشتی به دریا به لطف و احسان خدا اسیر می‌کند تا به شما بعضی از آیات قدرتش را بنمایاند؟ همانا در این کار آیاتی (از عجایب حکمتهای خدا) البته بر هر شخص صبور (در بلا) و شکر گزار (در نعمت) پدیدار است.///آیا ننگریسته‌ای که کشتیها به نعمت الهی در دریا روانند، تا به شما از آیات خویش بنمایاند، بی‌گمان در این برای هر شکیبای شاکری مایه‌های عبرت هست‌///آیا ندیدی کشتیها بر (صفحه) دریاها به فرمان خدا، و به (برکت) نعمت او حرکت می‌کنند تا بخشی از آیاتش را به شما نشان دهد؟! در اینها نشانه‌هایی است برای کسانی که شکیبا و شکرگزارند!///آیا ندیدی کشتی روان است در دریا به نعمت خدا تا بنمایاند شما را از آیتهایش همانا در این است آیتهائی برای هر شکیبائی سپاسگزار///آیا ندیدی که کشتی‌ها به‌راستی به نعمت خدا در دریا روان می‌گردند، تا (خدا) برخی از نشانه‌های خود را به شما بنمایاند؟ همواره در این (قدرت‌نمایی) برای هر شکیبای سپاسگزاری، بی‌چون نشانه‌هایی است. quran_en_fa When a wave covers them like the canopy (of clouds), they call to Allah, offering Him sincere devotion. But when He has delivered them safely to land, there are among them those that halt between (right and wrong). But none reject Our Signs except only a perfidious ungrateful (wretch)! و چون آنان را [در دریا] موجی [به دنبال موجی] مانند ابرهای سایه انداز فرو پوشد، خدا را در حالی که ایمان و عبادت را برای او [از هرگونه شرکی] خالص می‌کنند، می‌خوانند، و زمانی که آنان را به خشکی می‌رساند برخی از آنان به راه میانه و معتدل [که راه توحید است] می‌روند [و برخی پیمان می‌شکنند] و آیات ما را جز هر پیمان شکن خائن و کفر پیشه‌ای انکار نمی‌کند.///و چون آنان را [در دریا] موجی [به دنبال موجی] مانند ابرهای سایه انداز فرو پوشد، خدا را در حالی که ایمان و عبادت را برای او [از هرگونه شرکی] خالص می‌کنند، می‌خوانند، و زمانی که آنان را به خشکی می‌رساند برخی از آنان به راه میانه و معتدل [که راه توحید است] می‌روند [و برخی پیمان می‌شکنند] و آیات ما را جز هر پیمان شکن خائن و کفر پیشه‌ای انکار نمی‌کند.///و چون موجهاى عظیم همانند ابرها آنها را فرو پوشد، خدا را از روى اخلاص در دین بخوانند. و چون نجاتشان دهد و به خشکى برد، برخى به عهد خویش وفا کنند. و جز غداران کافرنعمت، آیات ما را انکار نکنند.///و هنگامى که آنها (سرنشینان کشتى) را موجى مانند سایبان‌ها فرا گیرد، خدا را از روى اخلاص در دین [و بندگى‌] بخوانند، و چون به سوى خشکى نجاتشان داد، [تنها] برخى از آنها راه مستقیم را مى‌روند، و البته آیات ما را جز دغل‌هاى کفر پیشه انکار نمى‌کنند///و چون موجى کوه‌آسا آنان را فرا گیرد، خدا را بخوانند و اعتقاد [خود] را براى او خالص گردانند، و [لى‌] چون نجاتشان داد و به خشکى رساند برخى از آنان میانه‌رو هستند، و نشانه‌هاى ما را جز هر خائن ناسپاسگزارى انکار نمى‌کند.///و هرگاه موجى [خروشان] همچون ابرهاى سایه­افکن، آنان را بپوشاند، خدا را خالصانه مى‌خوانند. پس چون خداوند آنان را به خشکى [رساند و] نجات دهد، بعضى راه اعتدال پیش می‌گیرند [و بعضى راه انحراف،] و جز پیمان‌شکن ناسپاس، آیات ما را انکار نمى‌کند.///و هرگاه که (دریا طوفانی شود و) موجی مانند کوهها آنها را فرو گیرد در آن حال خدا را با عقیده پاک و اخلاص کامل در دین می‌خوانند و چون باز به ساحل نجاتشان رساند بعضی بر سبیل قصد (طاعت و شکر خدا) باقی مانند (و بعضی به کفر شتابند) و آیات ما را انکار نمی‌کند جز آن کس که غدار و عهد شکن و کافر و ناسپاس است.///و چون موجی سایبان‌وار آنان را فراگیرد، خداوند را در حالی که دین خود را برای او پیراسته می‌دارند، به دعا می‌خوانند آنگاه چون آنان را برهاند و به خشکی برساند، بعضی از ایشان میانه‌رو [و درستکارند] [و بعضی کجرو] و جز غدار ناسپاس کسی منکر آیات ما نمی‌شود///و هنگامی که (در سفر دریا) موجی همچون ابرها آنان را بپوشاند (و بالا رود و بالای سرشان قرار گیرد)، خدا را با اخلاص می‌خوانند؛ اما وقتی آنها را به خشکی رساند و نجات داد، بعضی راه اعتدال را پیش می‌گیرند (و به ایمان خود وفادار می‌مانند، در حالی که بعضی دیگر فراموش کرده راه کفر پیش می‌گیرند)؛ ولی آیات ما را هیچ کس جز پیمان‌شکنان ناسپاس انکار نمی‌کنند!///و هر گاه فراگیردشان موجی چون توده‌های ابر خوانند خدا را پاک‌دارنده برایش دین را و هنگامی که رهانیدشان بسوی خشکی از ایشان است میانه‌روی و نستیزد با آیتهای ما جز هر پیمان‌شکنی ناسپاس‌///هنگامی که موجی کوه‌آسا همچون ابرهای سیاه آنان را فراگیرد، خدا را بخوانند، در حالی‌که دین (و طاعت خود) را برای او خالص گردانند. پس چون سوی بیابان نجاتشان داد و به خشکی (شان) رساند، برخی از آنان میانه‌رو هستند. و نشانه‌های ما را جز هر خائن ناسپاسی انکار (و انگار) نمی‌کند. quran_en_fa O mankind! do your duty to your Lord, and fear (the coming of) a Day when no father can avail aught for his son, nor a son avail aught for his father. Verily, the promise of Allah is true: let not then this present life deceive you, nor let the chief Deceiver deceive you about Allah. ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید، و بترسید از روزی که هیچ پدری چیزی [از عذاب دوزخ را] از فرزندش دفع نمی‌کند، و نه هیچ فرزندی دفع کننده چیزی از [عذاب] پدر خویش است. بی تردید وعده خدا حق است، پس زندگی دنیا شما را نفریبد، و مبادا شیطان شما را به [کرم و رحمت] خدا مغرور کند.///ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید، و بترسید از روزی که هیچ پدری چیزی [از عذاب دوزخ را] از فرزندش دفع نمی‌کند، و نه هیچ فرزندی دفع کننده چیزی از [عذاب] پدر خویش است. بی تردید وعده خدا حق است، پس زندگی دنیا شما را نفریبد، و مبادا شیطان شما را به [کرم و رحمت] خدا مغرور کند.///اى مردم، از پروردگارتان بترسید و از روزى که هیچ پدرى کیفر فرزند را به عهده نگیرد و هیچ فرزندى کیفر پدر را عهده‌دار نشود پروا کنید. وعده خدا حق است. زندگى دنیا فریبتان ندهد و نیز شیطان فریبکار به کرم خدا مغرورتان نسازد.///اى مردم! از پروردگارتان پروا کنید و بترسید از روزى که نه پدرى از فرزندش دفع بلا کند و نه فرزندى از پدرش. به یقین وعده‌ى خدا حق است پس زندگى دنیا شما را نفریبد و آن فریبنده شما را به خدا مغرور نکند///اى مردم، از پروردگارتان پروا بدارید، و بترسید از روزى که هیچ پدرى به کار فرزندش نمى‌آید، و هیچ فرزندى [نیز] به کار پدرش نخواهد آمد. آرى، وعده خدا حق است. زنهار تا این زندگى دنیا شما را نفریبد، و زنهار تا شیطان شما را مغرور نسازد.///اى مردم! از پروردگارتان پروا کنید و بترسید از روزى که هیچ پدرى به کار فرزندش نمى‌آید و هیچ فرزندى به کار پدرش نخواهد آمد. قطعا وعده‌ى خداوند حق است، پس زندگانى دنیا شما را نفریبد و [شیطان] فریبکار، شما را به [لطف و رحمت‌] خدا مغرور نکند.///ای مردم، از خدا بترسید و بیندیشید از آن روزی که نه هیچ پدری ذره‌ای به کار فرزند آید و نه هیچ فرزندی ذره‌ای به کار پدر آید، البته وعده خدا حق و حتمی است، پس زنهار شما را زندگانی دنیا فریب ندهد و شیطان فریبنده شما را از (عقاب) خدا (به عفو و کرمش) سخت مغرور نگرداند.///ای مردم از پروردگارتان پروا کنید و از روزی بترسید که هیچ پدری به داد فرزندش نرسد، و هیچ فرزندی فریادرس پدرش نباشد، بی‌گمان وعده الهی حق است، پس زندگانی دنیا شما را نفریبد، و [شیطان‌] فریبکار شما را نسبت به خداوند فریفته نگرداند///ای مردم! تقوای الهی پیشه کنید و بترسید از روزی که نه پدر کیفر اعمال فرزندش را تحمل می‌کند، و نه فرزند چیزی از کیفر (اعمال) پدرش را؛ به یقین وعده الهی حق است؛ پس مبادا زندگانی دنیا شما را بفریبد، و مبادا (شیطان) فریبکار شما را (به کرم) خدا مغرور سازد!///ای مردم بترسید پروردگار خود را و بترسید از روزی که بی‌نیاز نگرداند پدری از فرزند خویش و نه فرزندی که بی‌نیاز کند از پدر خود چیزی را همانا وعده خدا است حق پس نفریبد شما را زندگانی دنیا و نفریبد شما را به خدا فریبنده (سرگرمی)///هان ای مردمان! پروردگارتان را پروا بدارید و بترسید از روزی که هیچ پدری (هرگز) به کار فرزندش نیاید و هیچ فرزندی (نیز) برای پدرش به کاری نیاید. به‌راستی وعده‌ی خدا حق است. (زنهار) پس این زندگی دنیا، هرگز شما را نفریبد و شیطان شما را هرگز گول نزند. quran_en_fa Verily the knowledge of the Hour is with Allah (alone). It is He Who sends down rain, and He Who knows what is in the wombs. Nor does any one know what it is that he will earn on the morrow: Nor does any one know in what land he is to die. Verily with Allah is full knowledge and He is acquainted (with all things). یقینا خداست که دانش قیامت فقط نزد اوست، و [تنها او] باران را نازل می‌کند، و [اوضاع و احوال] آنچه را در رحم هاست می‌داند؛ و هیچ کس نمی‌داند فردا چه چیزی [از خیر و شر] به دست می‌آورد، و هیچ کس نمی‌داند در چه سرزمینی می‌میرد؛ بی تردید خدا دانا و آگاه است.///یقینا خداست که دانش قیامت فقط نزد اوست، و [تنها او] باران را نازل می‌کند، و [اوضاع و احوال] آنچه را در رحم هاست می‌داند؛ و هیچ کس نمی‌داند فردا چه چیزی [از خیر و شر] به دست می‌آورد، و هیچ کس نمی‌داند در چه سرزمینی می‌میرد؛ بی تردید خدا دانا و آگاه است.///خداست که مى‌داند که قیامت چه وقت مى‌آید. اوست که باران مى‌باراند و از آنچه در رحمهاست آگاه است. و هیچ کس نمى‌داند که فردا چه چیز به دست خواهد آورد و کسى نمى‌داند که در کدام زمین خواهد مرد. خدا دانا و آگاه است.///بى‌تردید، خداست که علم قیامت نزد اوست، و باران مى‌فرستد، و آنچه را که در رحم‌هاست مى‌داند، و کسى نمى‌داند فردا چه به دست مى‌آورد، و کسى نمى‌داند به کدام سرزمین مى‌میرد. در حقیقت، خدا داناى آگاه است///در حقیقت، خداست که علم [به‌] قیامت نزد اوست، و باران را فرو مى‌فرستد، و آنچه را که در رحمهاست مى‌داند و کسى نمى‌داند فردا چه به دست مى‌آورد، و کسى نمى‌داند در کدامین سرزمین مى‌میرد. در حقیقت، خداست [که‌] داناى آگاه است.///بى‌گمان آگاهى از زمان [برپایى قیامت،] مخصوص خداست و اوست که باران را فرومی‌فرستد و آنچه را در رحم‌هاست، مى‌داند و هیچ‌کس نمى‌داند که فردا چه به دست مى‌آورد و هیچ‌کس نمى‌داند که درچه سرزمینى خواهد مرد. خداوند دانا و آگاه است.///همانا علم ساعت (قیامت) نزد خداست و او باران را فرو بارد و او آنچه (از نر و ماده و زشت و زیبا) که در رحمهای آبستن است می‌داند و هیچ کس نمی‌داند که فردا (از سود و زیان) چه خواهد کرد و هیچ کس نمی‌داند که به کدام سرزمین مرگش فرا می‌رسد (و به خاک می‌رود)، که تنها خدا دانا و آگاه است.///بی‌گمان آگاهی از قیامت خاص خداوند است، و باران را نیز او نازل می‌کند، و می‌داند که در رحمها چیست، و هیچ کس نمی‌داند که فردا چه به دست می‌آورد، و هیچ کس نمی‌داند که در کدامین سرزمین می‌میرد، بی‌گمان خداوند دانای آگاه است‌///آگاهی از زمان قیام قیامت مخصوص خداست، و اوست که باران را نازل می‌کند، و آنچه را که در رحم‌ها (ی مادران) است می‌داند، و هیچ کس نمی‌داند فردا چه به دست می‌آورد، و هیچ کس نمی‌داند در چه سرزمینی می‌میرد؟ خداوند عالم و آگاه است!///همانا خدا نزد او است علم ساعت و فرود آورد باران را و داند آنچه را در زهدانها است و نداند کسی چه چیز فراهم می‌آورد فردا و نداند کسی به کدام زمین می‌میرد همانا خدا است دانای آگاه‌///همواره خدا (ست که) علم (به) قیامت تنها نزد اوست، و باران را فرو می‌فرستد و آنچه را که در رحم‌هاست می‌داند و کسی نمی‌داند فردا چه به دست می‌آورد و کسی نمی‌داند در کدامین سرزمین می‌میرد. همواره خدا بسیار دانای آگاه است. quran_en_fa A. L. M. الم///الم///الف. لام. میم.///الف، لام، میم///الف، لام، میم.///الف، لام، میم.///الم (از اسرار یا متشابهات یا اشاره به اسماء الهی یا نام این سوره قرآن است).///الم [الف لام میم‌]///الم‌///الم‌///الم‌ quran_en_fa (This is) the Revelation of the Book in which there is no doubt,- from the Lord of the Worlds. نازل کردن این کتاب که هیچ تردیدی در [وحی بودن] آن نیست، از سوی پروردگار جهانیان است.///نازل کردن این کتاب که هیچ تردیدی در [وحی بودن] آن نیست، از سوی پروردگار جهانیان است.///نازل شدن این کتاب، که در آن هیچ شکى نیست، از جانب پروردگار جهانیان است.///فرو فرستادن [این‌] کتاب، که هیچ [جاى‌] شکى در آن نیست از طرف پروردگار جهانیان است///نازل شدن این کتاب -که هیچ [جاى‌] شک در آن نیست- از طرف پروردگار جهانهاست.///فروفرستادن این کتاب که شکى در آن نیست، از سوى پروردگار جهانیان است.///تنزیل این کتاب بزرگ (قرآن) بی هیچ شک از جانب پروردگار عالمیان است.///کتابی است فرو فرستاده و شک در آن نیست [که‌] از سوی پروردگار جهان است‌///این کتابی است که از سوی پروردگار جهانیان نازل شده، و شک و تردیدی در آن نیست!///فرود آوردن کتاب نیست شکی در آن از پروردگار جهانیان‌///فرو فرستادن تدریجی این کتاب - که هیچ شکی مستند در آن نیست - تنها از طرف پروردگار جهانیان است. quran_en_fa Or do they say, "He has forged it"? Nay, it is the Truth from thy Lord, that thou mayest admonish a people to whom no warner has come before thee: in order that they may receive guidance. آیا [مشرکان لجوج] می‌گویند: [پیامبر] آن را از نزد خود ساخته و پرداخته [و به خدا نسبت داده است؟ چنین نیست] بلکه آن [کتابی] حق و درست است [که] از سوی پروردگارت [نازل شده است]، تا به مردمی که پیش از تو هیچ بیم دهنده‌ای برای آنان نیامده است بیم دهی تا هدایت یابند.///آیا [مشرکان لجوج] می‌گویند: [پیامبر] آن را از نزد خود ساخته و پرداخته [و به خدا نسبت داده است؟ چنین نیست] بلکه آن [کتابی] حق و درست است [که] از سوی پروردگارت [نازل شده است]، تا به مردمی که پیش از تو هیچ بیم دهنده‌ای برای آنان نیامده است بیم دهی تا هدایت یابند.///آیا مى‌گویند دروغى است که خود به هم بافته؟ نه، سخنى است بر حق از جانب پروردگارت، تا مردمى را که پیش از تو بیم‌دهنده‌اى نداشته‌اند بیم دهى. شاید به راه هدایت افتند.///آیا مى‌گویند: [محمد] آن را به دروغ ساخته است؟ [نه‌]، بلکه آن حق است و از جانب پروردگار توست، تا مردمى را که پیش از تو بیم دهنده‌اى برایشان نیامده هشدار دهى، امید که هدایت یابند///آیا مى‌گویند: «آن را بربافته است»؟ [نه چنین است‌] بلکه آن حق و از جانب پروردگار توست، تا مردمى را که پیش از تو بیم‌دهنده‌اى براى آنان نیامده است هشدار دهى، امید که راه یابند.///آیا مى‌گویند: «[محمد] آن را به دروغ ساخته [و به خدا نسبت داده] است!» [چنین نیست، ‌] بلکه آن همان حق است از سوی پروردگارت، تا قومى را که پیش از تو هیچ هشداردهنده‌اى برایشان نیامده است، بیم دهى، تا شاید هدایت یابند.///بلکه کافران می‌گویند قرآن را او از پیش خود (بی‌مدد وحی خدا) فرابافته. (چنین نیست) بلکه آن به حق و راستی از جانب خدا فرستاده شده تا تو قومی را که رسولی پیش از تو به سوی آنان نیامده (از معصیت خدا) بترسانی، باشد که راه هدایت پیش گیرند.///یا گویند که آن را برساخته است، نه بلکه حق است و از سوی پروردگار توست تا قومی را که [پیامبری‌] هشداردهنده پیش از تو به سراغشان نیامده بود، بیم‌دهی، باشد که به راه آیند///ولی آنان می‌گویند: «(محمد) آن را بدروغ به خدا بسته است»، اما این سخن حقی است از سوی پروردگارت تا گروهی را انذار کنی که پیش از تو هیچ انذارکننده‌ای برای آنان نیامده است، شاید (پند گیرند و) هدایت شوند!///یا گویند دروغ بست آن را بلکه آن است حق از پروردگارت تا بترسانی گروهی را که نیامدستشان بیم‌دهنده‌ای پیش از تو شاید ایشان رهبری شوند///یا می‌گویند: «آن را (به خدا) افترا بسته است‌؟» (چنان نیست.) بلکه آن تمامی حق است از جانب پروردگارت، تا مردمی را که پیش از تو هیچ هشداردهنده‌ای برایشان نیامده است، هشدار دهی؛ شاید راه یابند. quran_en_fa It is Allah Who has created the heavens and the earth, and all between them, in six Days, and is firmly established on the Throne (of Authority): ye have none, besides Him, to protect or intercede (for you): will ye not then receive admonition? خداست که آسمان‌ها و زمین را و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفرید، سپس بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد. برای شما جز او هیچ یاور و شفاعت کننده‌ای نیست، [با این حال] آیا متذکر و هوشیار نمی‌شوید؟///خداست که آسمان‌ها و زمین را و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفرید، سپس بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد. برای شما جز او هیچ یاور و شفاعت کننده‌ای نیست، [با این حال] آیا متذکر و هوشیار نمی‌شوید؟///خداست که آسمانها و زمین را و آنچه میان آنهاست در شش روز بیافرید و آنگاه به عرش پرداخت. شما را جز او کارساز و شفیعى نیست. آیا پند نمى‌گیرید؟///خدا کسى است که آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آن دو است در شش روز آفرید، آن‌گاه بر عرش [قدرت‌] قرار گرفت، براى شما غیر از او سرپرست و شفیعى نیست، پس آیا پند نمى‌گیرید///خدا کسى است که آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است، در شش هنگام آفرید، آنگاه بر عرش [قدرت‌] استیلا یافت، براى شما غیر از او سرپرست و شفاعتگرى نیست؛ آیا باز هم پند نمى‌گیرید؟///خداوند، کسى است که آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آن دو است، در شش روز [و دوران] آفرید، سپس بر عرش [قدرت و تدبیر جهان] قرار گرفت. براى شما جز او هیچ یاور و شفاعت‌کننده‌اى نیست. پس آیا متذکر نمى‌شوید [و پند نمى‌گیرید]؟///خدا آن کسی است که آسمانها و زمین و هر چه در بین آنهاست همه را در مقدار شش روز بیافرید، آن گاه بر عرش (فرمانروایی) قرار گرفت، شما را غیر او هیچ (در عالم) یار و یاور و شفیع و مددکاری نیست، آیا تذکر نمی‌یابید؟///خداوند کسی است که آسمان و زمین و مابین آنها را در شش روز آفرید، سپس بر عرش استیلاء یافت، شما را جز او سرور و شفیعی نیست، آیا پند نمی‌گیرید///خداوند کسی است که آسمانها و زمین و آنچه را میان این دو است در شش روز [= شش دوران‌] آفرید، سپس بر عرش (قدرت) قرار گرفت؛ هیچ سرپرست و شفاعت کننده‌ای برای شما جز او نیست؛ آیا متذکر نمی‌شوید؟!///خدا است آنکه آفرید آسمانها و زمین را و آنچه میان آنها است در شش روز سپس استوار شد بر عرش نیست شما را جز او دوست و نه شفاعتگری پس آیا یادآور نمی‌شوید///خدایی که آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آن دو است، در شش هنگام آفرید. سپس بر عرش (آفرینش) چیره شد. حال آنکه برای شما غیر از او نه هیچ سرپرست و نه هیچ شفاعتگری نیست‌. آیا پس (باز هم) متذکر نمی‌شوید؟ quran_en_fa He rules (all) affairs from the heavens to the earth: in the end will (all affairs) go up to Him, on a Day, the space whereof will be (as) a thousand years of your reckoning. [همه] امور را [همواره] از آسمان تا زمین تدبیر و تنظیم می‌کند، سپس در روزی که اندازه آن به شمارش شما هزار سال است به سوی او بالا می‌رود.///[همه] امور را [همواره] از آسمان تا زمین تدبیر و تنظیم می‌کند، سپس در روزی که اندازه آن به شمارش شما هزار سال است به سوی او بالا می‌رود.///کار را از آسمان تا زمین سامان مى‌دهد. سپس در روزى که مقدار آن هزار سال است -چنان که مى‌شمارید- به سوى او بالا مى‌رود.///امور [جهان‌] را از آسمان به سوى زمین تدبیر مى‌کند، سپس [نتیجه آن‌] در روزى که مقدار آن هزار سال از سال‌هایى است که شما مى‌شمرید، به سوى او بالا مى‌رود [و دنیا پایان مى‌یابد]///کار [جهان‌] را از آسمان [گرفته‌] تا زمین، اداره مى‌کند؛ آنگاه [نتیجه و گزارش آن‌] در روزى که مقدارش -آن چنان که شما [آدمیان‌] برمى‌شمارید- هزار سال است، به سوى او بالا مى‌رود.///[خداوند] امر [این جهان] را از آسمان به سوى زمین تدبیر مى‌کند، سپس در روزى که مقدار آن هزار سال از سال‌هایى است که مى‌شمرید، [نظام این عالم برچیده مى‌شود و] به سوى او بالا مى‌رود.///اوست که امر عالم را (به نظام احسن و اکمل) از آسمان تا زمین تدبیر می‌کند سپس در روزی که مقدارش به حساب شما بندگان هزار سال است باز (حقایق و ارواح) به سوی او بالا می‌رود.///از آسمان کار و بار زمین را تدبیر می‌کند، سپس [اعمال مردمان‌] در روزی که اندازه‌اش هزار سال است از آنچه شما می‌شمارید، به سوی او بالا می‌رود///امور این جهان را از آسمان به سوی زمین تدبیر می‌کند؛ سپس در روزی که مقدار آن هزار سال از سالهایی است که شما می‌شمرید بسوی او بالا می‌رود (و دنیا پایان می‌یابد).///بپردازد کار را از آسمان بسوی زمین سپس بالا رود بسویش در روزی که اندازه آن هزار سال است از آنچه می‌شمرید///همه چیز را از آسمان تا زمین (به اراده‌ی خود) اداره می‌کند؛ سپس در روزی که مقدارش - آن چنان که شما (آدمیان) برمی‌شمارید - هزار سال بوده است، سوی او بالا می‌رود. quran_en_fa Such is He, the Knower of all things, hidden and open, the Exalted (in power), the Merciful;- این است [پروردگار] دانای نهان و آشکار که توانای شکست ناپذیر و مهربان است،///این است [پروردگار] دانای نهان و آشکار که توانای شکست ناپذیر و مهربان است،///اوست که داناى نهان و آشکار است. پیروزمند و مهربان است.///او داناى نهان و آشکار است، شکست ناپذیر مهربان است///اوست داناى نهان و آشکار، که شکوهمند مهربان است.///اوست [خداوندى] که از پنهان و آشکار آگاه، [و] شکست‌ناپذیر و مهربان است.///این است همان خدایی که بر غیب و شهود عالم دانا و (بر جهانیان) مقتدر و مهربان است.///اوست که دانای نهان و آشکارا [و] پیروزمند مهربان است‌///او خداوندی است که از پنهان و آشکار با خبر است، و شکست‌ناپذیر و مهربان است!///این است دانای نهان و هویدا آن عزتمند مهربان‌///اوست (همان) دانای نهان و آشکار، (آن) شکوهمند رحمتگر بر ویژگان. quran_en_fa He Who has made everything which He has created most good: He began the creation of man with (nothing more than) clay, همان کسی که آنچه را آفرید نیکو ساخت، و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد،///همان کسی که آنچه را آفرید نیکو ساخت، و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد،///آن که هر چه را آفرید به نیکوترین وجه آفرید و خلقت انسان را از گل آغاز کرد.///همان کسى که همه چیز را نیکو آفرید، و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد///همان کسى که هر چیزى را که آفریده است نیکو آفریده، و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد؛///کسى که هر چه را آفرید، نیکو آفرید و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد.///آن خدایی که هر چیز را به نیکوترین وجه خلقت کرد و آدمی را نخست از خاک (پست بدین حسن و کمال) بیافرید.///و [همان‌] کسی که هرچیز را که آفرید نیکو آفرید، و آفرینش انسان [/آدم‌] را از گل آغاز کرد///او همان کسی است که هر چه را آفرید نیکو آفرید؛ و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد؛///آنکو نکو کرد هر چیزی آفرینش آن را و آغاز کرد آفرینش انسان را از گل‌///کسی که همه چیز را نیکو آفرید و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد‌؛ quran_en_fa And made his progeny from a quintessence of the nature of a fluid despised: سپس نسل او را از چکیده‌ای از آب پست و بی مقدار قرار داد،///سپس نسل او را از چکیده‌ای از آب پست و بی مقدار قرار داد،///سپس نسل او را از عصاره آبى بى‌مقدار پدید آورد.///سپس [تداوم‌] نسل او را از چکیده‌ى آبى حقیر مقرر کرد///سپس [تداوم‌] نسل او را از چکیده آبى پست مقرر فرمود؛///سپس نسل او را از عصاره‌اى از آب پست و بى‌مقدار مقرر فرمود.///آن‌گاه خلقت نژاد نوع او را از چکیده‌ای از آب بی‌قدر (و نطفه بی‌حس) مقرر گردانید.///سپس نسل او را از چکیده آب بی‌مقدار پدید آورد///سپس نسل او را از عصاره‌ای از آب ناچیز و بی‌قدر آفرید.///پس گردانید نژادش را از چکه‌ای از آبی پست‌///سپس (تداوم) نسل او را از خلاصه و برگزیده‌ای از آبی پست نهاد؛ quran_en_fa But He fashioned him in due proportion, and breathed into him something of His spirit. And He gave you (the faculties of) hearing and sight and feeling (and understanding): little thanks do ye give! آن گاه او را [از جهت اندام] درست و نیکو نمود، و از روح خود در وی دمید و برای شما گوش و چشم و قلب آفرید در حالی که اندک سپاس گزاری می‌کنید.///آن گاه او را [از جهت اندام] درست و نیکو نمود، و از روح خود در وی دمید و برای شما گوش و چشم و قلب آفرید در حالی که اندک سپاس گزاری می‌کنید.///آنگاه بالاى او راست کرد و از روح خود در آن بدمید. و برایتان گوش و چشمها و دلها آفرید. چه اندک شکر مى‌گویید.///آن‌گاه [ساختار] او را تنظیم کرد، و از روح خویش در او دمید، و براى شما شنوایى و چشم‌ها و دل‌ها قرار داد، [ولى‌] اندکى سپاس مى‌گزارید///آنگاه او را درست‌اندام کرد، و از روح خویش در او دمید، و براى شما گوش و دیدگان و دلها قرار داد؛ چه اندک سپاس مى‌گزارید.///سپس [اندام] او را درست و تمام ساخت و از روح خویش در وى دمید و براى شما گوش و چشم‌ها و دل‌ها قرار داد، [ولى] اندکى از شما سپاس مى‌گزارید.///سپس آن (نطفه بی‌جان) را نیکو بیاراست و از روح (قدسی الهی) خود در آن بدمید، و شما را دارای گوش و چشمها و قلبها (با حس و هوش) گردانید، باز بسیار اندک شکر و سپاسگزاری نعمتهای حق می‌کنید.///سپس او را استوار کرد و در او از روح خویش دمید و برای شما گوش [ها] و چشمان و دلها آفرید، چه اندک سپاس می‌گزارید///سپس (اندام) او را موزون ساخت و از روح خویش در وی دمید؛ و برای شما گوش و چشمها و دلها قرار داد؛ اما کمتر شکر نعمتهای او را بجا می‌آورید!///سپس آراستش و دمید در آن از روح خویش و گذاشت برای شما گوش و دیدگان و دلها را به کمی سپاس گزارید///سپس او را سامان و سازمان داد و از روح ویژه‌‌اش (از آفریدگانش) در او دمید. و برای شما گوش‌ها و چشم‌ها و دل‌های فروزان قرار داد. چه اندک سپاس می‌گزارید! quran_en_fa And they say: "What! when we lie, hidden and lost, in the earth, shall we indeed be in a Creation renewed? Nay, they deny the Meeting with their Lord. و [منکران لجوج] گفتند: آیا زمانی که [پس از مردنمان بدن ما ریز ریز شد و پوسید و] در زمین گم شدیم، آیا به راستی ما در آفرینشی جدید خواهیم آمد؟ [نه اینکه این لجوجان متکبر فقط منکر قدرت حق باشند] بلکه آنان منکر دیدار [قیامت و محاسبه اعمال به وسیله] پروردگارشان هستند،///و [منکران لجوج] گفتند: آیا زمانی که [پس از مردنمان بدن ما ریز ریز شد و پوسید و] در زمین گم شدیم، آیا به راستی ما در آفرینشی جدید خواهیم آمد؟ [نه اینکه این لجوجان متکبر فقط منکر قدرت حق باشند] بلکه آنان منکر دیدار [قیامت و محاسبه اعمال به وسیله] پروردگارشان هستند،///و گفتند: آیا وقتى که در زمین ناپدید شویم، آفرینش تازه‌اى خواهیم یافت؟ آرى، ایشان به دیدار با پروردگارشان ایمان ندارند.///و گفتند: آیا وقتى [مردیم و] در زمین ناپدید شدیم، در آفرینش تازه‌اى خواهیم شد؟ بلکه آنها به لقاى پروردگارشان کافرند///و گفتند: «آیا وقتى در [دل‌] زمین گم شدیم، آیا [باز] ما در خلقت جدیدى خواهیم بود؟» [نه،] بلکه آنها به لقاى پروردگارشان [و حضور او] کافرند.///و گفتند: «آیا همین که در زمین [دفن و پوسیده و] گم شدیم، آفرینش تازه‌اى خواهیم یافت؟» آرى، آنان به ملاقات پروردگارشان کافرند.///کافران (از روی تعجب و انکار) گویند که آیا پس از آنکه ما در زمین (خاک و در خاک) نابود و گم شدیم باز از نو زنده خواهیم شد؟! (بلی البته زنده خواهید شد) بلکه آنها به شهود و لقاء خدایشان کافرند.///و گویند آیا چون در [خاک‌] زمین ناپدید شدیم، آیا آفرینش تازه‌ای خواهیم یافت؟ بلکه ایشان لقای پروردگارشان را منکرند///آنها گفتند: «آیا هنگامی که ما (مردیم و) در زمین گم شدیم، آفرینش تازه‌ای خواهیم یافت؟!» ولی آنان لقای پروردگارشان را انکار می‌کنند (و می‌خواهند با انکار معاد، آزادانه به هوسرانی خویش ادامه دهند).///و گفتند آیا هر گاه گم شدیم در زمین آیا مائیم در آفرینشی نوین بلکه ایشانند به ملاقات پروردگار خویش کافران‌///و گفتند: «آیا وقتی ما در (دل) زمین گم شدیم، آیا (باز هم همین) ما به‌راستی بی‌چون در آفرینش نوینی هستیم‌؟» بلکه آنان به لقای پروردگارشان کافرانند. quran_en_fa Say: "The Angel of Death, put in charge of you, will (duly) take your souls: then shall ye be brought back to your Lord." بگو: فرشته مرگ که بر شما گماشته شده است [روح] شما را می‌گیرد، سپس به سوی پروردگارتان باز گردانده می‌شوید.///بگو: فرشته مرگ که بر شما گماشته شده است [روح] شما را می‌گیرد، سپس به سوی پروردگارتان باز گردانده می‌شوید.///بگو: فرشته مرگ که موکل بر شماست، شما را مى‌میراند. سپس به سوى پروردگارتان باز گردانیده مى‌شوید.///بگو: فرشته مرگ که بر شما گمارده شده، جانتان را مى‌ستاند، آن‌گاه به سوى پروردگارتان بازگردانده مى‌شوید///بگو: «فرشته مرگى که بر شما گمارده شده، جانتان را مى‌ستاند، آنگاه به سوى پروردگارتان بازگردانیده مى‌شوید.»///بگو: «فرشته‌ى مرگ که بر شما گمارده شده، جانتان را مى‌گیرد، سپس به سوى پرودگارتان برگردانده مى‌شوید.»///بگو: فرشته مرگ که مأمور قبض روح شماست جان شما را خواهد گرفت و پس از مرگ به سوی خدای خود بازگردانیده می‌شوید.///بگو فرشته مرگ که بر شما گماشته شده است، روح شما را می‌گیرد، سپس به سوی پروردگارتان بازگردانده می‌شوید///بگو: «فرشته مرگ که بر شما مأمور شده، (روح) شما را می‌گیرد؛ سپس شما را بسوی پروردگارتان بازمی‌گردانند.»///بگو دریابد شما را فرشته مرگ که گمارده شده است بر شما سپس بسوی پروردگار خویش بازگردانیده شوید///بگو: «فرشته‌ی مرگ که بر شما گمارده شده، تمامی وجود شما (تن و جانتان) را به تمام و کمال برمی‌گیرد، سپس سوی پروردگارتان بازگشت می‌کنید.» quran_en_fa If only thou couldst see when the guilty ones will bend low their heads before their Lord, (saying:) "Our Lord! We have seen and we have heard: Now then send us back (to the world): we will work righteousness: for we do indeed (now) believe." و اگر ببینی زمانی که [این] مجرمان [منکر قیامت] نزد پروردگارشان سرهایشان را به زیر افکنده‌اند [می بینی که می‌گویند:] پروردگارا! [به آنچه ما را وعده داده بودی] بینا شدیم و [به دعوت حق] شنوا گشتیم، پس ما را به دنیا برگردان تا کار شایسته انجام دهیم، بی تردید ما باور کننده [همه حقایق] هستیم.///و اگر ببینی زمانی که [این] مجرمان [منکر قیامت] نزد پروردگارشان سرهایشان را به زیر افکنده‌اند [می بینی که می‌گویند:] پروردگارا! [به آنچه ما را وعده داده بودی] بینا شدیم و [به دعوت حق] شنوا گشتیم، پس ما را به دنیا برگردان تا کار شایسته انجام دهیم، بی تردید ما باور کننده [همه حقایق] هستیم.///تو را عبرت است آنگاه که مجرمان را در نزد پروردگارشان سرافکنده بینى. گویند: اى پروردگار ما، دیدیم و شنیدیم. اکنون ما را بازگردان تا کارى شایسته کنیم، که اینک به یقین رسیده‌ایم.///و اگر مى‌دیدى هنگامى که مجرمان در پیشگاه پروردگارشان سرها را به زیر افکنده [مى‌گویند]: پروردگارا! [آنچه وعده کرده بودى‌] دیدیم و شنیدیم، پس ما را بازگردان تا کار شایسته کنیم، که اینک ما به یقین رسیده‌ایم///و کاش هنگامى را که مجرمان پیش پروردگارشان سرهاشان را به زیر افکنده‌اند مى‌دیدى [که مى‌گویند:] «پروردگارا، دیدیم و شنیدیم؛ ما را بازگردان تا کار شایسته کنیم، چرا که ما یقین داریم.»///و اگر ببینى مجرمان را، هنگامى که نزد پروردگارشان سرهاى خود را به زیر افکنده‌اند [و مى‌گویند:] «پروردگارا! دیدیم و شنیدیم [آنچه را وعده کرده بودى]، پس ما را [به دنیا] بازگردان تا کاری شایسته کنیم، ما به یقین رسیدیم.»///و اگر تو حال بدکاران را (در قیامت) ببینی که چگونه در حضور خدای خود سر به زیر و ذلیلند (و با آه و ناله حسرت) گویند: پروردگارا، اینک (عذاب تو را) به چشم دیدیم و (سخن رسولانت را) به گوش گرفتیم، پس ما را (به دنیا) باز گردان تا صالح و نیکوکار شویم که اکنون (وعده تو را) به چشم یقین مشاهده کردیم!///و چون گناهکاران را نزد پروردگارشان سرافکنده بینی [گویند] پروردگارا چشم بینا و گوش شنوا یافتیم پس ما را بازگردان که کاری شایسته پیشه کنیم، ما [دیگر] اهل یقینیم‌///و اگر ببینی مجرمان را هنگامی که در پیشگاه پروردگارشان سر به زیر افکنده، می‌گویند: «پروردگارا! آنچه وعده کرده بودی دیدیم و شنیدیم؛ ما را بازگردان تا کار شایسته‌ای انجام دهیم؛ ما (به قیامت) یقین داریم!»///و اگر بینی هنگامی که گنهکاران سرافکندگانند نزد پروردگارشان پروردگارا دیدیم و شنیدیم پس برگردان ما را تا بکنیم کاری شایسته همانا مائیم یقین‌دارندگان‌///و ای کاش ببینی چون مجرمان، سرافکندگان نزد پروردگارشانند (گویند): «پروردگارمان! دیدیم و شنیدیم‌؛ پس ما را بازگردان تا کار شایسته‌ای کنیم. ما (اکنون) همواره (از) یقین‌آورندگانیم. ‌» quran_en_fa If We had so willed, We could certainly have brought every soul its true guidance: but the Word from Me will come true, "I will fill Hell with Jinns and men all together." و اگر می‌خواستیم، هدایت هرکسی را [از روی اجبار] به او عطا می‌کردیم، [اما همه را آزاد و مختار آفریدیم تا راه هدایت یا گمراهی را خود انتخاب کنند] ولی فرمان من بر عذاب لازم و حتم شده است که بی تردید دوزخ را از همه جنیان و آدمیان [که آیات من را تکذیب کردند] پر خواهم کرد.///و اگر می‌خواستیم، هدایت هرکسی را [از روی اجبار] به او عطا می‌کردیم، [اما همه را آزاد و مختار آفریدیم تا راه هدایت یا گمراهی را خود انتخاب کنند] ولی فرمان من بر عذاب لازم و حتم شده است که بی تردید دوزخ را از همه جنیان و آدمیان [که آیات من را تکذیب کردند] پر خواهم کرد.///اگر مى‌خواستیم، هدایت هر کس را به او ارزانى مى‌داشتیم. ولى وعده من که جهنم را از همه جنیان و آدمیان پر مى‌کنم، حق است.///و اگر مى‌خواستیم، به هر کسى [از روى جبر] هدایتش را مى‌دادیم، لیکن این سخن از جانب من حتمى شده است که به یقین جهنم را از همه جنیان و آدمیان [که به اختیار خود خلاف مى‌کنند] آکنده سازم///و اگر مى‌خواستیم، حتما به هر کسى [از روى جبر] هدایتش را مى‌دادیم، لیکن سخن من محقق گردیده که: «هر آینه جهنم را از همه جنیان و آدمیان خواهم آکند.»///و اگر مى‌خواستیم، هر کس را [به اجبار] به هدایت مى‌رساندیم؛ ولى [مى‌خواهیم که هر کس، خود راهش را برگزیند.] اراده‌ی قطعى من چنین است که دوزخ را از جن و انس [که گمراهى را بر راه راست برگزیدند،] پر خواهم کرد.///و اگر ما (به مشیت ازلی) می‌خواستیم، هر نفسی را به کمال هدایتش (به جبر و الزام) می‌رسانیدیم و لیکن وعده حق و حتمی من است که دوزخ را البته از همه (کافران) جن و انس پر سازم.///و اگر خواهیم به هر انسانی هدایتش را ارزانی می‌داریم، ولی وعده من تحقق یافته است که جهنم را از جن و انس، همگان، آکنده سازم‌///و اگر می‌خواستیم به هر انسانی هدایت لازمش را (از روی اجبار بدهیم) می‌دادیم؛ ولی (من آنها را آزاد گذارده‌ام و) سخن و وعده‌ام حق است که دوزخ را (از افراد بی‌ایمان و گنهکار) از جن و انس همگی پر کنم!///و اگر می‌خواستیم هر آینه می‌دادیم به هر کس رهبریش را و لیکن استوار گشت سخن از من که همانا پر سازم دوزخ را از پریان و مردم همگی‌///و اگر می‌خواستیم، همانا به هر کسی (ناگزیر) هدایتش را می‌دادیم، لیکن این سخن از من محقق گردیده که: «هر آینه به‌راستی جهنم را از همه‌ی جنیان و آدمیان خواهم آکند.» quran_en_fa "Taste ye then - for ye forgot the Meeting of this Day of yours, and We too will forget you - taste ye the Penalty of Eternity for your (evil) deeds!" پس [به آنان گویند:] به کیفر آنکه دیدار امروزتان را فراموش کردید [عذاب دوزخ را] بچشید، که ما [هم] شما را واگذاشته‌ایم، و به کیفر آنچه همواره انجام می‌دادید، عذاب جاودانه را بچشید.///پس [به آنان گویند:] به کیفر آنکه دیدار امروزتان را فراموش کردید [عذاب دوزخ را] بچشید، که ما [هم] شما را واگذاشته‌ایم، و به کیفر آنچه همواره انجام می‌دادید، عذاب جاودانه را بچشید.///به کیفر آنکه دیدار چنین روزى را فراموش کرده بودید، اکنون بچشید. ما نیز شما را از یاد برده‌ایم. به سزاى کارهایى که مى‌کرده‌اید عذاب جاوید را بچشید.///پس به [سزاى‌] آن که دیدار این روزتان را از یاد بردید [عذاب را] بچشید. ما نیز شما را از یاد برده‌ایم، و بچشید عذاب همیشگى را به خاطر اعمالى که انجام مى‌دادید///پس به [سزاى‌] آنکه دیدار این روزتان را از یاد بردید [عذاب را] بچشید؛ ما [نیز] فراموشتان کردیم، و به [سزاى‌] آنچه انجام مى‌دادید عذاب جاودان را بچشید.///پس [عذاب را] بچشید! به خاطر آن که دیدار چنین روزى را فراموش کردید، ما شما را به فراموشى سپردیم. و به خاطر آنچه می‌کردید، عذاب همیشگی را بچشید.///پس (خطاب رسد: امروز) شما ای کافران (عذاب را) به کیفر غفلت از ملاقات این روزتان بچشید که ما هم شما را فراموش کردیم (یعنی از نظر لطف انداختیم) و اینک عذاب ابدی را به پاداش اعمال زشتی که می‌کردید بچشید.///پس به خاطر آنکه دیدار این روزتان را فراموش کردید [عذاب را] بچشید ما نیز «فراموشتان» کرده‌ایم و عذاب جاویدان را به خاطر کار و کردار پیشینتان بچشید///(و به آنها می‌گویم:) بچشید (عذاب جهنم را)! بخاطر اینکه دیدار امروزتان را فراموش کردید، ما نیز شما را فراموش کردیم؛ و بچشید عذاب جاودان را به خاطر اعمالی که انجام می‌دادید!///پس بچشید بدانچه فراموش کردید رسیدن را به روزتان این همانا ما فراموشتان کردیم و بچشید عذاب دوزخ را بدانچه بودید می‌کردید///«پس به (سزای) آنکه دیدار این روزتان را نادیده گرفتید (عذاب را) بچشید؛ به‌راستی ما (نیز) فراموشتان کردیم و به (سزای) آنچه انجام می‌داده‌اید عذاب جاودان را بچشید.» quran_en_fa Only those believe in Our Signs, who, when they are recited to them, fall down in prostration, and celebrate the praises of their Lord, nor are they (ever) puffed up with pride. فقط کسانی به آیات ما ایمان می‌آورند که وقتی به وسیله آن آیات به آنان تذکر داده شود، سجده کنان به رو در می‌افتند و همراه با سپاس، پروردگارشان را از هر عیب و نقصی تنزیه می‌کنند در حالی که [از سجده و سپاس و تنزیه] تکبر و سرکشی نمی‌ورزند؛///فقط کسانی به آیات ما ایمان می‌آورند که وقتی به وسیله آن آیات به آنان تذکر داده شود، سجده کنان به رو در می‌افتند و همراه با سپاس، پروردگارشان را از هر عیب و نقصی تنزیه می‌کنند در حالی که [از سجده و سپاس و تنزیه] تکبر و سرکشی نمی‌ورزند؛///تنها کسانى به آیات ما ایمان آورده‌اند که چون آیات ما را بشنوند به سجده بیفتند و پروردگارشان را به پاکى بستایند و سرکشى نکنند.///تنها کسانى به آیات ما مى‌گروند که چون آن را به ایشان یادآورى کنند، به حال سجده مى‌افتند و به ستایش پروردگارشان تسبیح مى‌گویند و آنها بزرگى نمى‌فروشند///تنها کسانى به آیات ما مى‌گروند که چون آن [آیات‌] را به ایشان یادآورى کنند، سجده‌کنان به روى درمى‌افتند، و به ستایش پروردگارشان تسبیح مى‌گویند و آنان بزرگى نمى‌فروشند.///تنها کسانى به آیات ما ایمان دارند که هرگاه این آیات به آنان یادآورى شود، به سجده می‌افتند و با ستایش پروردگارشان تسبیح می‌گویند، و آنان تکبر نمى‌ورزند.///تنها کسانی به آیات ما ایمان می‌آورند که چون متذکر آیات ما شوند به سجده رخ بر خاک نهند و تسبیح و تنزیه و ستایش پروردگار کنند و ابدا به کبر و نخوت سر از فرمان حق نکشند.///به آیات ما فقط کسانی ایمان آورند که چون آنها را فرایادشان آرند، به سجده درافتند و پروردگارشان را شاکرانه تسبیح گویند و تکبرنورزند///تنها کسانی که به آیات ما ایمان می‌آورند که هر وقت این آیات به آنان یادآوری شود به سجده می‌افتند و تسبیح و حمد پروردگارشان را بجا می‌آورند، و تکبر نمی‌کنند.///جز این نیست که ایمان آرند به آیتهای ما آنان که هر گاه یادآوری شوند بدانها بیفتد سجده‌کنان و تسبیح گویند به سپاس پروردگار خویش و ایشانند کبرناورزندگان‌///تنها کسانی به آیاتمان می‌گروند که اگر هنگامی آنها را به ایشان یادآوری کنند، سجده‌کنان به روی درمی‌افتند و با ستایش پروردگارشان، تسبیح می‌گویند، حال آنکه ایشان کبرجو نیستند. quran_en_fa Their limbs do forsake their beds of sleep, the while they call on their Lord, in Fear and Hope: and they spend (in charity) out of the sustenance which We have bestowed on them. [ملازم بستر استراحت و خواب نیستند، بلکه] پهلوهایشان از خوابگاه هایشان دور می‌شود در حالی که همواره پروردگارشان را به علت بیم [از عذاب] و امید [به رحمت و پاداش] می‌خوانند و از آنچه آنان را روزی داده‌ایم، انفاق می‌کنند.///[ملازم بستر استراحت و خواب نیستند، بلکه] پهلوهایشان از خوابگاه هایشان دور می‌شود در حالی که همواره پروردگارشان را به علت بیم [از عذاب] و امید [به رحمت و پاداش] می‌خوانند و از آنچه آنان را روزی داده‌ایم، انفاق می‌کنند.///از بستر خواب پهلو تهى مى‌کنند، پروردگارشان را با بیم و امید مى‌خوانند و از آنچه به آنها داده‌ایم انفاق مى‌کنند.///از بسترهاى خواب [براى عبادت شب‌] پهلو تهى مى‌کنند و پروردگارشان را با خوف و رجا مى‌خوانند و از آنچه روزیشان کرده‌ایم انفاق مى‌کنند///پهلوهایشان از خوابگاهها جدا مى‌گردد [و] پروردگارشان را از روى بیم و طمع مى‌خوانند، و از آنچه روزیشان داده‌ایم انفاق مى‌کنند.///مؤمنان، [به هنگام شب،] پهلوهایشان از بسترها دور مى‌ماند، [براى عبادت برمى‌خیزند و] پروردگارشان را از روى بیم و امید مى‌خوانند، و از آنچه به آنان روزى داده‌ایم، انفاق مى‌کنند.///(شبها) پهلو از بستر خواب تهی کنند و با بیم و امید (و ناله اشتیاق در نماز شب) خدای خود را بخوانند و آنچه روزی آنها کرده‌ایم (به مسکینان) انفاق کنند.///پهلوهایشان از بسترها جدا شود [و به نیایش شبانه برخیزند و] پروردگارشان را با بیم و امید بخوانند و از آنچه روزیشان کرده‌ایم ببخشند///پهلوهایشان از بسترها در دل شب دور می‌شود (و بپا می‌خیزند و رو به درگاه خدا می‌آورند) و پروردگار خود را با بیم و امید می‌خوانند، و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم انفاق می‌کنند!///دوری گزیند پهلوهای ایشان از خوابگاه‌ها خوانند پروردگار خویش را بیمی و امیدی و از آنچه روزیشان دادیم ببخشند///پهلوهایشان از خوابگاه‌ها (شان) جدا می‌گردد حال آنکه پروردگارشان را از روی بیم و طمع می‌خوانند و از آنچه روزیشان دادیم انفاق می‌کنند. quran_en_fa Now no person knows what delights of the eye are kept hidden (in reserve) for them - as a reward for their (good) deeds. پس هیچ کس نمی‌داند چه چیزهایی که مایه شادمانی و خوشحالی آنان است به پاداش اعمالی که همواره انجام می‌داده‌اند، برای آنان پنهان داشته‌اند.///پس هیچ کس نمی‌داند چه چیزهایی که مایه شادمانی و خوشحالی آنان است به پاداش اعمالی که همواره انجام می‌داده‌اند، برای آنان پنهان داشته‌اند.///و هیچ کس از آن مایه شادمانى خبر ندارد که به پاداش کارهایى که مى‌کرده برایش اندوخته شده است.///پس هیچ کس نمى‌داند چه چیزى از روشنى چشم‌ها به پاداش آنچه انجام مى‌دادند برایشان نهفته شده است///هیچ کس نمى‌داند چه چیز از آنچه روشنى‌بخش دیدگان است به [پاداش‌] آنچه انجام مى‌دادند براى آنان پنهان کرده‌ام.///هیچ‌کس نمى‌داند چه پاداش مهمى که مایه‌ى روشنى چشم‌هاست، براى آنان نهفته است. این پاداش کارهایى است که مى‌کرده‌اند.///پس هیچ کس نمی‌داند که به پاداش نیکوکاریشان چه نعمت و لذتهای بی‌نهایت که روشنی‌بخش (دل و) دیده است در عالم غیب برایشان ذخیره شده است.///آری هیچ کسی نداند که چه بسیار مایه روشنی چشمها برای آنان نهفته است، که جزای کار و کردار پیشینشان است‌///هیچ کس نمی‌داند چه پاداشهای مهمی که مایه روشنی چشمهاست برای آنها نهفته شده، این پاداش کارهائی است که انجام می‌دادند!///پس نمی‌داند کسی چه نهان شده است برای ایشان از روشنی‌چشم پاداشی بدانچه بودند می‌کردند///پس هیچ کسی نمی‌داند، چه چیزی از روشنی‌بخش دیدگان - به (پاداش) آنچه انجام می‌دادند- برایشان پنهان شده است. quran_en_fa Is then the man who believes no better than the man who is rebellious and wicked? Not equal are they. با این حال آیا کسانی که مؤمن اند مانند کسانی هستند که فاسق اند؟ [نه هرگز این دو گروه] مساوی و یکسان نیستند.///با این حال آیا کسانی که مؤمن اند مانند کسانی هستند که فاسق اند؟ [نه هرگز این دو گروه] مساوی و یکسان نیستند.///آیا آن کس که ایمان آورده همانند کسى است که عصیان مى‌ورزد؟ نه، برابر نیستند.///پس آیا کسى که مؤمن است مانند کسى است که نافرمان است؟ برابر نیستند///آیا کسى که مؤمن است، چون کسى است که نافرمان است؟ یکسان نیستند.///پس آیا کسى که مؤمن است، مانند کسى است که فاسق است؟ [هرگز! این دو گروه] برابر نیستند.///آیا آن کس که ایمان آورده (حالش در قیامت) مانند کسی است که کافر بوده؟ هرگز یکسان نخواهند بود.///آیا کسی که مؤمن است همانند کسی است که فاسق است؟ [هرگز] برابر نیستند///آیا کسی که باایمان باشد همچون کسی است که فاسق است؟! نه، هرگز این دو برابر نیستند.///پس آیا آنکه مؤمن است مانند آنی است که نابفرمان است نیستند یکسان‌///آیا پس کسی که مؤمن بوده، چون کسی است که نافرمان بوده‌؟ (نه! اینان) یکسان نیستند. quran_en_fa For those who believe and do righteous deeds are Gardens as hospitable homes, for their (good) deeds. اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، پس برای آنان بهشت هایی که اقامت گاه دائمی است خواهد بود [که به آنان] به پاداش اعمالی که همواره انجام می‌دادند، پیشکش می‌شود.///اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، پس برای آنان بهشت هایی که اقامت گاه دائمی است خواهد بود [که به آنان] به پاداش اعمالی که همواره انجام می‌دادند، پیشکش می‌شود.///اما آنان که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند، به پاداش اعمالى که مى‌کرده‌اند منزلگاهى در باغهاى بهشت خواهند یافت.///اما کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند، ایشان را براى پذیرایى، به خاطر آنچه انجام مى‌دادند منزلگاه‌هاى بهشت است///اما کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، به [پاداش‌] آنچه انجام مى‌دادند در باغهایى که در آن جایگزین مى‌شوند، پذیرایى مى‌گردند.///اما کسانى که ایمان آوردند و کارهاى نیکو کردند براى پذیرایى از آنها جایگاهى از باغ‌ها [ى بهشت فراهم] است، به خاطر آنچه مى‌کرده‌اند.///اما آنان که (در دنیا) با ایمان و نیکو کار بودند به پاداش اعمال صالح منزلگاه پر نعمت در بهشت ابد یابند.///اما کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، جنةالماوی دارند که به خاطر کار و کردار پیشینشان پیشکش [آنان‌] است‌///اما کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، باغهای بهشت جاویدان از آن آنها خواهد بود، این وسیله پذیرایی (خداوند) از آنهاست به پاداش آنچه انجام می‌دادند.///اما آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند پس ایشان را باغستان جایگاه پیشکشی بدانچه بودند می‌کردند///اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته (ی ایمان) کرده‌اند، پس برایشان - به آنچه می‌کرده‌اند - باغ‌های با درختان سردرهم، جایگاه‌هایی است مهمان‌سرا. quran_en_fa As to those who are rebellious and wicked, their abode will be the Fire: every time they wish to get away therefrom, they will be forced thereinto, and it will be said to them: "Taste ye the Penalty of the Fire, the which ye were wont to reject as false." اما کسانی که نافرمانی کرده‌اند اقامتگاهشان آتش است، هرگاه بخواهند از آن بیرون آیند در آن بازگردانده می‌شوند، و به آنان گویند: عذاب آتش را که همواره آن را تکذیب می‌کردید، بچشید.///اما کسانی که نافرمانی کرده‌اند اقامتگاهشان آتش است، هرگاه بخواهند از آن بیرون آیند در آن بازگردانده می‌شوند، و به آنان گویند: عذاب آتش را که همواره آن را تکذیب می‌کردید، بچشید.///و اما عصیان‌پیشگان، منزلگاهشان آتش است. هرگاه که بخواهند از آن بیرون آیند، بار دیگر آنها را به درون آتش باز گردانند و بگویندشان: بچشید عذاب آتشى را که دروغش مى‌پنداشتید.///و اما کسانى که نافرمانى کردند، جایگاهشان آتش است. هر بار که بخواهند از آن بیرون بیایند به درون آن بازگردانده مى‌شوند و به آنها گفته مى‌شود: بچشید عذاب آتشى را که دروغش مى‌پنداشتید///و اما کسانى که نافرمانى کرده‌اند، پس جایگاهشان آتش است. هر بار که بخواهند از آن بیرون بیایند، در آن بازگردانیده مى‌شوند و به آنان گفته مى‌شود: «عذاب آن آتشى را که دروغش مى‌پنداشتید بچشید.»///و اما کسانى که [از مدار ایمان خارج و] فاسق شدند، پس جایگاهشان آتش است. هرگاه اراده کنند که از آن بیرون آیند، به آن بازگردانده مى‌شوند و به آنان گفته مى‌شود: «بچشید عذاب آتشى را که همواره تکذیبش مى‌کردید.»///و اما آنان که سر از طاعت حق کشیده و فاسق شدند منزلگاهشان در آتش دوزخ است و هر چه کوشند و خواهند که از آن آتش بیرون آیند باز (فرشتگان عذاب) بدان دوزخ برگردانندشان و گویند: عذاب آتشی را که (در دنیا) تکذیب می‌کردید اینک بچشید.///و اما کسانی که سرپیچی کرده‌اند سرا و سرانجامشان آتش دوزخ است، هرگاه که خواهند از آن بیرون روند، به آن بازگردانده شوند، و به ایشان گفته شود، عذاب آتشی را که منکرش بودید، بچشید///و اما کسانی که فاسق شدند (و از اطاعت خدا سرباز زدند)، جایگاه همیشگی آنها آتش است؛ هر زمان بخواهند از آن خارج شوند، آنها را به آن بازمی‌گردانند و به آنان گفته می‌شود: «بچشید عذاب آتشی را که انکار می‌کردید!»///و اما آنان که نافرمانی کردند پس جایگاه ایشان است آتش هر گاه خواهند برون آیند از آن بازگردانیده شوند در آن و گفته شود برای ایشان بچشید عذاب آتشی را که بودید بدان تکذیب می‌کردید///و اما کسانی که نافرمانی کردند، پس پناهگاهشان آتش است. هربار که بخواهند از آن بیرون بیایند، در آن بازگردانیده می‌شوند و به آنان گفته می‌شود: «عذاب آتش را -که دروغش می‌پنداشتید- بچشید.» quran_en_fa And indeed We will make them taste of the Penalty of this (life) prior to the supreme Penalty, in order that they may (repent and) return. و بی تردید آنان را غیر از عذاب بزرگ‌تر [در قیامت] از عذاب نزدیک‌تر [در دنیا] می‌چشانیم، باشد که [از فسق و فجور] برگردند.///و بی تردید آنان را غیر از عذاب بزرگ‌تر [در قیامت] از عذاب نزدیک‌تر [در دنیا] می‌چشانیم، باشد که [از فسق و فجور] برگردند.///و عذاب دنیا را پیش از آن عذاب بزرگ‌تر به ایشان بچشانیم، باشد که باز گردند.///و قطعا پیش از عذاب بزرگ‌تر، از عذاب نزدیک‌تر [این دنیا] به آنها مى‌چشانیم، شاید که آنها [به خدا] بازگردند///و قطعا غیر از آن عذاب بزرگتر، از عذاب این دنیا [نیز] به آنان مى‌چشانیم، امید که آنها [به خدا] بازگردند.///و البته غیر از آن عذاب بزرگ‌تر [در قیامت]، از عذاب نزدیک [در این دنیا نیز] به آنان مى‌چشانیم، تا شاید به سوى خدا بازگردند.///و البته ما کافران را عذاب نزدیک‌تر (و کمتر به بلاهای دنیا یا در برزخ) بچشانیم غیر آن عذاب بزرگتر و شدیدتر (قیامت یا قیام حجت عصر علیه السلام) تا مگر (متنبه و پشیمان از کفر و عصیان شوند و به سوی خدا) باز گردند.///و به ایشان عذاب کوچکتر را غیر از عذاب بزرگتر، می‌چشانیم باشد که بازگردند///به آنان از عذاب نزدیک (عذاب این دنیا) پیش از عذاب بزرگ (آخرت) می‌چشانیم، شاید بازگردند!///و همانا بچشانیمشان از شکنجه نزدیک نارسیده به شکنجه بزرگ باشد ایشان بازگردند///و بی‌‌گمان (و) بی‌چون آنان را از عذاب کمتر (که) ناچیزتر از عذاب بزرگ‌تر است می‌چشانیم، شاید آنها (به خدا) بازگردند. quran_en_fa And who does more wrong than one to whom are recited the Signs of his Lord, and who then turns away therefrom? Verily from those who transgress We shall exact (due) Retribution. ستمکارتر از کسی که به وسیله آیات پروردگارش تذکر داده شود، سپس از آنها روی برگرداند، کیست؟ بی تردید ما از مجرمان انتقام می‌گیریم.///ستمکارتر از کسی که به وسیله آیات پروردگارش تذکر داده شود، سپس از آنها روی برگرداند، کیست؟ بی تردید ما از مجرمان انتقام می‌گیریم.///کیست ستمکارتر از آن کسى که او را به آیات پروردگارش پند دهند ولى اعراض کند؟ ما از مجرمان انتقام مى‌گیریم.///و کیست ظالم‌تر از آن کس که به آیات پروردگارش توجه داده شود و آن‌گاه از آن روى بگرداند؟ قطعا ما از مجرمان انتقام خواهیم گرفت///و کیست بیدادگرتر از آن کس که به آیات پروردگارش پند داده شود [و] آنگاه از آن روى بگرداند؟ قطعا ما از مجرمان انتقام‌کشنده‌ایم.///و کیست ستمکارتر از کسى که آیات پروردگارش را به او یادآورى کنند، ولى از آنها روی گرداند؟ البته ما از تبهکاران انتقام مى‌گیریم.///و کدامین کس در عالم از آن کس که به آیات خدا پند و تذکرش دادند و باز اعراض کرد ستمکارتر است؟ البته ما از بدکاران انتقام خواهیم کشید.///و کیست ستمکارتر از کسی که به آیات پروردگارش پند داده شود، سپس از آن رو بگرداند، ما از گناهکاران انتقام می‌گیریم‌///چه کسی ستمکارتر است از آن کس که آیات پروردگارش به او یادآوری شده و او از آن اعراض کرده است؟! مسلما ما از مجرمان انتقام خواهیم گرفت!///و کیست ستمگرتر از آنکه یادآوری شود به آیتهای پروردگار خویش پس روی برتابد از آنها همانا مائیم از گنهکاران کین‌کشندگان‌///و کیست بیدادگرتر از آن کس که به آیات پروردگارش یادآوری شده، پس آن‌گاه از آن روی بگرداند؟ ما بی‌گمان از مجرمان انتقام‌کشنده‌ایم. quran_en_fa We did indeed aforetime give the Book to Moses: be not then in doubt of its reaching (thee): and We made it a guide to the Children of Israel. و به راستی ما به موسی کتاب دادیم، پس تو در دریافت کتاب [به وسیله موسی] هیچ تردیدی نداشته باش، و آن را برای بنی اسرائیل هدایت قرار دادیم،///و به راستی ما به موسی کتاب دادیم، پس تو در دریافت کتاب [به وسیله موسی] هیچ تردیدی نداشته باش، و آن را برای بنی اسرائیل هدایت قرار دادیم،///هرآینه به موسى کتاب دادیم. از دیدار او در تردید مباش. و آن را راهنماى بنى‌اسرائیل قرار دادیم.///و به راستى [ما] به موسى کتاب دادیم پس در دیدار با او تردید مکن و آن [کتاب‌] را راهنماى بنى اسرائیل قرار دادیم///و به راستى [ما] به موسى کتاب دادیم. پس در لقاى او [با خدا] تردید مکن، و آن [کتاب‌] را براى فرزندان اسرائیل [مایه‌] هدایت قرار دادیم.///و به راستی ما به موسى کتاب [تورات] دادیم، پس در دیدار او [و دریافت آیات الهى] شک نداشته باش، ما آن [کتاب] را براى بنى‌اسرائیل مایه‌ى هدایت قرار دادیم.///و همانا ما به موسی کتاب (تورات) را عطا کردیم پس تو در ملاقات او (یعنی ملاقات موسی با خدا در قیامت یا شب معراج با تو) هیچ شک مدار، و ما او را سبب هدایت بنی اسرائیل قرار دادیم.///و به راستی به موسی کتاب آسمانی بخشیدیم، پس در لقای او شک نداشته باش، و آن را رهنمود بنی‌اسرائیل گرداندیم‌///ما به موسی کتاب آسمانی دادیم؛ و شک نداشته باش که او آیات الهی را دریافت داشت؛ و ما آن را وسیله هدایت بنی اسرائیل قرار دادیم!///و همانا دادیم به موسی کتاب را پس نباش در شکی از ملاقاتش و گردانیدیمش رهبریی برای بنی‌اسرائیل‌///و به‌راستی ما به موسی کتاب (تورات) را به‌درستی دادیم: «پس، از لقای با خدا تردید مکن.» و آن کتاب را برای فرزندان اسرائیل رهنمودی قرار دادیم. quran_en_fa And We appointed, from among them, leaders, giving guidance under Our command, so long as they persevered with patience and continued to have faith in Our Signs. و برخی از آنان را چون [در برابر مشکلات، سختی‌ها و حادثه‌های تلخ و شیرین] صبر کردند و همواره به آیات ما یقین داشتند، پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما [مردم را] هدایت می‌کردند.///و برخی از آنان را چون [در برابر مشکلات، سختی‌ها و حادثه‌های تلخ و شیرین] صبر کردند و همواره به آیات ما یقین داشتند، پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما [مردم را] هدایت می‌کردند.///از میان آن قوم پیشوایانى پدید آوردیم که چون صبورى پیشه کردند و به آیات ما یقین داشتند، به فرمان ما به هدایت مردم پرداختند.///و نظر به این که شکیبایى کردند و به آیات ما یقین داشتند از آنها پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما [مردم را] هدایت مى‌کردند///و چون شکیبایى کردند و به آیات ما یقین داشتند، برخى از آنان را پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما [مردم را] هدایت مى‌کردند.///و از میان آنان پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما [مردم را] هدایت کنند. چون آنان، هم صبر کردند و هم به آیات ما همواره یقین داشتند.///و برخی از آن بنی اسرائیل را امام و پیشوایانی که خلق را به امر ما (نه به امر خلق) هدایت کنند قرار دادیم برای آنکه (در راه حق) صبر کردند و در آیات ما مقام یقین یافتند.///و از ایشان چون شکیبایی ورزیدند و به آیات ما ایقان یافتند، پیشوایانی برگماشتیم که به فرمان ما هدایت می‌کردند///و از آنان امامان (و پیشوایانی) قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت می‌کردند؛ چون شکیبایی نمودند، و به آیات ما یقین داشتند.///و گردانیدیم از ایشان پیشوایانی که راهنمائی می‌کنند به فرمان ما چنانکه شکیبائی کردند و بودند به آیتهای ما یقین‌دارندگان‌///و هنگامی که شکیبایی کردند و به آیات ما یقین داشتند، برخی از آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت کنند. quran_en_fa Verily thy Lord will judge between them on the Day of Judgment, in the matters wherein they differ (among themselves) یقینا پروردگارت روز قیامت، خود میان آنان درباره آنچه همواره در آن اختلاف می‌کردند، داوری خواهد کرد.///یقینا پروردگارت روز قیامت، خود میان آنان درباره آنچه همواره در آن اختلاف می‌کردند، داوری خواهد کرد.///هرآینه پروردگار تو در روز قیامت در آنچه اختلاف مى‌کردند میانشان داورى خواهد کرد.///البته پروردگار تو خودش روز قیامت در آنچه اختلاف مى‌کردند، میانشان داورى خواهد نمود///در حقیقت، پروردگار تو، خود روز قیامت در آنچه با یکدیگر در باره آن اختلاف مى‌کردند، میانشان داورى خواهد کرد.///بی‌گمان پروردگارت در قیامت میان مردم، در آنچه همواره اختلاف داشتند، داورى خواهد کرد.///البته خدای تو به روز قیامت در آنچه این مردم (از آیات و احکام الهی) اختلاف کلمه می‌انگیختند حکم خواهد کرد.///بی‌گمان پروردگارت در میان آنان در روز قیامت در آنچه در آن اختلاف داشتند، داوری خواهد کرد///البته پروردگار تو میان آنان روز قیامت در آنچه اختلاف داشتند داوری می‌کند (و هر کس را به سزای اعمالش می‌رساند)!///و همانا پروردگارت جدائی افکند میانشان روز رستاخیز در آنچه بودند در آن اختلاف می‌کردند///به‌راستی، پروردگارت، (هم) او روز قیامت در آنچه با یکدیگر درباره‌ی آن اختلاف می‌کرده‌اند، میانشان جداسازی خواهد کرد. quran_en_fa Does it not teach them a lesson, how many generations We destroyed before them, in whose dwellings they (now) go to and fro? Verily in that are Signs: Do they not then listen? آیا مشرکان را [داستان] بسیاری از ملت هایی که ما پیش از آنان هلاک کردیم که [اینان] در مسکن هایشان قدم می‌زنند هدایت نکرد [و برای آنان روشن نساخت که سرانجام کفرپیشگان هلاکت است؟] همانا در این [سرگذشت‌ها] عبرت هاست، آیا نمی‌شنوند؟!///آیا مشرکان را [داستان] بسیاری از ملت هایی که ما پیش از آنان هلاک کردیم که [اینان] در مسکن هایشان قدم می‌زنند هدایت نکرد [و برای آنان روشن نساخت که سرانجام کفرپیشگان هلاکت است؟] همانا در این [سرگذشت‌ها] عبرت هاست، آیا نمی‌شنوند؟!///آیا آن همه مردمى را که پیش از ایشان هلاک کردیم و اکنون اینان در خانه‌هایشان راه مى‌روند سبب هدایتشان نشد؟ در این عبرتهاست، چرا نمى‌شنوند؟///آیا آنها را راه ننمود که چه بسیار نسل‌ها را پیش از آنها نابود کردیم که [اینان‌] در خانه‌هاى [ویران شده‌ى‌] آنها راه مى‌روند؟ قطعا در این [امر] عبرت‌هاست. آیا نمى‌شنوند///آیا براى آنان روشن نگردیده که چه بسیار نسلها را پیش از آنها نابود گردانیدیم [که اینان‌] در سراهایشان راه مى‌روند؟ قطعا در این [امر] عبرتهاست، مگر نمى‌شنوند؟///آیا برایشان روشن نشده که ما نسل‌هاى بسیارى را پیش از ایشان نابود کردیم؟ با این که این‌ها در خانه‌هاى آن نابودشدگان رفت و آمد دارند. البته در این [هلاکت‌ها و جایگزین شدن‌ها، عبرت‌ها و] نشانه‌هایى است، آیا نمى‌شنوند؟///آیا آن طوایف و قبایلی را که ما پیش از این مردم کنونی هلاک کردیم و اینان اینک در دیارشان به جای آنها رفت و آمد می‌کنند هلاک آنها موجب هدایت و عبرت اینان نگردید؟ البته در این هلاک پیشینیان آیاتی (از پند و عبرت خلق) است، آیا باز هم سخن نمی‌شنوند؟///آیا برای ایشان روشن نشده است که پیش از آنان چه بسیار نسلهایی را نابود کردیم که [اینان‌] بر خانه و کاشانه‌هایشان می‌گذرند، بی‌گمان در این مایه‌های عبرت است، آیا [به گوش دل‌] نمی‌شنوند؟///آیا برای هدایت آنها همین کافی نیست که افراد زیادی را که در قرن پیش از آنان زندگی داشتند هلاک کردیم؟! اینها در مساکن (ویران شده) آنان راه می‌روند؛ در این آیاتی است (از قدرت خداوند و مجازات دردناک مجرمان)؛ آیا نمی‌شنوند؟!///آیا رهبریشان نکرد که بسا نابود ساختیم پیش از ایشان از قرنهائی که روانند در آرامگاه‌های آنان همانا در این است آیتهائی آیا نمی‌شنوند///آیا و برای آنان رهنمون نشده است (که) چه بسیار نسل‌ها را پیش از آنها نابود گردانیدیم، حال آنکه اینان در سراهای آنان راه می‌روند؟ بی‌گمان در این (امر) نشانه‌هایی است. پس مگر نمی‌شنوند؟ quran_en_fa And do they not see that We do drive rain to parched soil (bare of herbage), and produce therewith crops, providing food for their cattle and themselves? Have they not the vision? آیا ندانسته‌اند که ما آب را به سوی زمین بی گیاه می‌رانیم و به وسیله آن زراعتی را بیرون می‌آوریم که دام هایشان و خودشان از آن می‌خورند؟ پس آیا [آثار رحمت خدا را] نمی‌بینند؟!///آیا ندانسته‌اند که ما آب را به سوی زمین بی گیاه می‌رانیم و به وسیله آن زراعتی را بیرون می‌آوریم که دام هایشان و خودشان از آن می‌خورند؟ پس آیا [آثار رحمت خدا را] نمی‌بینند؟!///آیا نمى‌بینند که آب را به زمین خشک و بى‌گیاه روانه مى‌سازیم تا کشتزارها برویانیم و چارپایان و خودشان از آن بخورند؟ چرا نمى‌بینند؟///آیا ننگریستند که ما باران را به سوى زمین بایر مى‌رانیم و بدان کشتزارى را بر مى‌آوریم که دام‌هایشان و خودشان از آن مى‌خورند؟ آیا نمى‌بینند///آیا ننگریسته‌اند که ما باران را به سوى زمین بایر مى‌رانیم، و به وسیله آن کشته‌اى را برمى‌آوریم که دامهایشان و خودشان از آن مى‌خورند؟ مگر نمى‌بینند؟///آیا ندیدند که ما آب را به سوى زمین بى‌گیاه مى‌رانیم، پس با آن، محصولاتی را مى‌رویانیم تا چهارپایانشان و خودشان از آن بخورند؟ پس آیا نمى‌بینند؟///آیا ندیدند که ما آب باران را به سوی زمین خشک بی‌آب و گیاه می‌بریم آن گاه حاصلی که خود و چهارپایانشان از آن بخورند می‌رویانیم؟ آیا باز هم چشم بصیرت نمی‌گشایند (تا لطف رحمت واسع خدا را به خلق بنگرند).///آیا نیندیشیده‌اند که ما آب [ابرهای بارانی‌] را به سوی سرزمین سترون می‌رانیم و بدان کشتزاری برمی‌آوریم که چارپایانشان و خودشان از آن می‌خورند، آیا [به چشم بصیرت‌] نمی‌نگرند؟///آیا ندیدند که ما آب را بسوی زمینهای خشک می‌رانیم و بوسیله آن زراعتهایی می‌رویانیم که هم چهارپایانشان از آن می‌خورند و هم خودشان تغذیه می‌کنند؛ آیا نمی‌بینند؟!///آیا ندیدند که روان می‌سازیم آب را بسوی زمینی خشکزار پس برون آریم بدان کشتی را که می‌خورند از آن دامهای ایشان و ایشان پس آیا نمی‌نگرند///آیا و ننگریسته‌اند که ما همواره باران را سوی زمین بایر می‌رانیم، پس به آن کشته‌ای را برون می‌آوریم، که دام‌هایشان و خودهاشان از آن می‌خورند؟ پس مگر نمی‌نگرند؟ quran_en_fa They say: "When will this decision be, if ye are telling the truth?" و [مشرکان از روی مسخره به مؤمنان] می‌گویند: اگر راست می‌گویید این فتح و پیروزی [که به خود وعده می‌دهید و به آن دلخوش هستید] کی خواهد بود؟///و [مشرکان از روی مسخره به مؤمنان] می‌گویند: اگر راست می‌گویید این فتح و پیروزی [که به خود وعده می‌دهید و به آن دلخوش هستید] کی خواهد بود؟///مى‌گویند: اگر راست مى‌گویید، پیروزى چه وقت خواهد بود؟///و مى‌گویند: این پیروزى [شما] کى خواهد بود اگر راست مى‌گویید///و مى‌پرسند: «اگر راست مى‌گویید، این پیروزى [شما] چه وقت است؟»///و کافران مى‌گویند: «اگر راست مى‌گویید، این پیروزى [شما] چه زمانى است؟!»///و کافران می‌گویند: این فتح و گشایش (یعنی روز قیامت یا فتح مکه به دست مسلمین که وعد و وعید می‌دهید) کی خواهد بود اگر راست می‌گویید؟///و گویند اگر راست می‌گویید این داوری کی خواهد بود؟///آنان می‌گویند: «اگر راست می‌گویید، این پیروزی شما کی خواهد بود؟!»///و گویند کی است این گشایش (یا پیروزی) اگر هستید راستگویان‌///و می‌گویند: «اگر (از) راستان بوده‌اید، این گشایش (شما) چه وقت است‌؟» quran_en_fa Say: "On the Day of Decision, no profit will it be to Unbelievers if they (then) believe! nor will they be granted a respite." بگو: روز فتح و پیروزی [حتمی مؤمنان] کسانی که کفر ورزیده‌اند، نه ایمان آوردنشان سودشان دهد و نه به آنان مهلت داده می‌شود؛///بگو: روز فتح و پیروزی [حتمی مؤمنان] کسانی که کفر ورزیده‌اند، نه ایمان آوردنشان سودشان دهد و نه به آنان مهلت داده می‌شود؛///بگو: در روز پیروزى، ایمان آوردن کافران سودشان ندهد، و مهلتشان ندهند.///بگو: روز فتح، ایمان کسانى که کافر شدند سودى نمى‌دهد و مهلت داده نمى‌شوند///بگو: «روز پیروزى، ایمان کسانى که کافر شده‌اند سود نمى‌بخشد و آنان مهلت نمى‌یابند.»///بگو: «روز پیروزى، ایمان آوردن کافران، به حالشان سودى نخواهد داشت، و به آنان مهلت داده نخواهد شد.»///بگو که (امروز باید ایمان آرید که) روز فتح، ایمان آنان که کافر بودند سود نبخشد و آنها را مهلت ندهند.///بگو روز داوری کافران را ایمانشان سود ندهد و به آنان مهلت ندهند///بگو: «روز پیروزی، ایمان آوردن، سودی به حال کافران نخواهد داشت؛ و به آنها هیچ مهلت داده نمی‌شود!»///بگو روز پیروزی سود ندهد آنان را که کفر ورزیدند ایمانشان و نه مهلت داده شوند///بگو: «روز گشایش، ایمان کسانی که کافر شده‌اند سودی نمی‌بخشد و آنان مهلت (هم) نمی‌یابند.» quran_en_fa So turn away from them, and wait: they too are waiting. بنابراین از آنان روی برگردان و منتظر [رسیدن پیروزی] باش که آنان هم [به گمان خود] منتظرند [که بر شما پیروز شوند.]///بنابراین از آنان روی برگردان و منتظر [رسیدن پیروزی] باش که آنان هم [به گمان خود] منتظرند [که بر شما پیروز شوند.]///پس، از ایشان اعراض کن و منتظر باش، که آنها نیز در انتظارند.///پس، از ایشان روى برتاب و منتظر باش که آنها نیز در انتظارند///پس، از ایشان روى برتاب و منتظر باش که آنها نیز در انتظارند.///پس از آنان روى برگردان. و منتظر [فرارسیدن پیروزى‌] باش، که آنان نیز [به گمان خود] منتظرند [که بر شما پیروز شوند].///پس از آن کافران اعراض و دوری کن و منتظر (فتح و فیروزی خدا) باش، که آنها هم منتظر (قوت خویش و ضعف و شکست تو) هستند.///پس از آنان روی بگردان و منتظر باش که آنان نیز منتظرند///حال که چنین است، از آنها روی بگردان و منتظر باش؛ آنها نیز منتظرند! (تو منتظر رحمت خدا و آنها هم منتظر عذاب او!)///پس روی برتاب از ایشان و منتظر باش که ایشانند منتظران‌///پس، از ایشان روی برتاب و منتظر باش. بی‌گمان آنان (نیز) منتظرانند. quran_en_fa O Prophet! Fear Allah, and hearken not to the Unbelievers and the Hypocrites: verily Allah is full of Knowledge and Wisdom. ای پیامبر! بر تقوای الهی ثابت قدم و استوار باش، و از کافران و منافقان اطاعت مکن که خدا همواره دانا و حکیم است.///ای پیامبر! بر تقوای الهی ثابت قدم و استوار باش، و از کافران و منافقان اطاعت مکن که خدا همواره دانا و حکیم است.///اى پیامبر، از خدا بترس و از کافران و منافقان اطاعت مکن. زیرا خدا دانا و حکیم است.///اى پیامبر! از خدا بترس و کافران و منافقان را اطاعت مکن. بى‌تردید خداوند داناى حکیم است///اى پیامبر، از خدا پروا بدار و کافران و منافقان را فرمان مبر، که خدا همواره داناى حکیم است.///اى پیامبر! از خداوند پروا کن! و از کافران و منافقان اطاعت مکن که خداوند همواره دانایی حکیم است.///ای پیغمبر (گرامی) همیشه خدا ترس و پرهیزکار باش و هرگز تابع رأی کافران و منافقان مباش که همانا خدا دانا و حکیم است.///ای پیامبر از خداوند پروا کن و از کافران و منافقان اطاعت مکن، که خداوند دانای فرزانه است‌///ای پیامبر! تقوای الهی پیشه کن و از کافران و منافقان اطاعت مکن که خداوند عالم و حکیم است.///ای پیمبر بترس خدا را و فرمانبردار نباش کافران و دورویان را همانا خدا است دانشمند حکیم‌///هان ای پیامبر برجسته! از خدا پروا بدار و کافران و منافقان را فرمان مدار. خدا بس دانای حکیم بوده است. quran_en_fa But follow that which comes to thee by inspiration from thy Lord: for Allah is well acquainted with (all) that ye do. و آنچه را که از سوی پروردگارت به تو وحی می‌شود پیروی کن؛ قطعا خدا به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///و آنچه را که از سوی پروردگارت به تو وحی می‌شود پیروی کن؛ قطعا خدا به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///از هر چه از پروردگارت به تو وحى مى‌شود اطاعت کن. زیرا خدا بدانچه مى‌کنید آگاه است.///و آنچه را که از جانب پروردگارت به تو وحى مى‌شود، پیروى کن. به یقین خداوند به آنچه مى‌کنید آگاه است///و آنچه را که از جانب پروردگارت به سوى تو وحى مى‌شود، پیروى کن که خدا همواره به آنچه مى‌کنید آگاه است.///و از آنچه از سوى پروردگارت به تو وحى مى‌شود، پیروى کن که خداوند به آنچه انجام مى‌دهید، آگاه است.///و تنها از آنچه به تو از جانب خدایت وحی می‌شود پیروی کن (و بدان و به امت بگو) که خدا به هر چه می‌کنید کاملا آگاه است.///و از آنچه از پروردگارت به تو وحی می‌شود پیروی کن، که خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است‌///و از آنچه از سوی پروردگارت به تو وحی می‌شود پیروی کن که خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.///و پیروی کن آنچه وحی شود بسویت از پروردگار خویش همانا خدا است بدانچه می‌کنید آگاه‌///و آنچه را که از پروردگارت سویت وحی می‌شود، پیروی کن. خدا همواره به آنچه می‌کنید بسی آگاه بوده است. quran_en_fa And put thy trust in Allah, and enough is Allah as a disposer of affairs. و بر خدا توکل کن؛ و کافی است که خدا نگهبان و کارساز [همه امور بندگان] باشد.///و بر خدا توکل کن؛ و کافی است که خدا نگهبان و کارساز [همه امور بندگان] باشد.///و بر خدا توکل کن، زیرا خدا کارسازى را بسنده است.///و بر خدا توکل کن، و همین بس که خدا نگهبان [تو] است///و بر خدا اعتماد کن، همین بس که خدا نگهبان [تو] ست.///و بر خداوند توکل کن! و همین بس که خداوند کارساز و نگهبان [تو] است.///و در کارها بر خدا توکل کن، و تنها خدا برای مدد و نگهبانی کفایت است.///و بر خداوند توکل کن و خداوند کارسازی را بسنده است‌///و بر خدا توکل کن، و همین بس که خداوند حافظ و مدافع (انسان) باشد!///و توکل کن بر خدا و بس است خداوند وکیل‌///و بر خدا توکل کن. همین بس که وکیل (همان) خداست. quran_en_fa Allah has not made for any man two hearts in his (one) body: nor has He made your wives whom ye divorce by Zihar your mothers: nor has He made your adopted sons your sons. Such is (only) your (manner of) speech by your mouths. But Allah tells (you) the Truth, and He shows the (right) Way. خدا برای هیچ مردی در درونش دو قلب قرار نداده، و همسرانتان را که همواره با آنان «ظهار» می‌کنید [یعنی بر پایه فرهنگ جاهلی با خواندن صیغه‌ای خاص آنان را به منزله مادرانتان به شمار آورده بر خود حرام می‌نمایید] مادران شما نگردانیده، و پسر خواندگانتان را پسران [واقعی] شما ننموده است. این سخن [باطل و بی پایه] شماست که به زبان شما [جاری] است، و خدا همواره حق را می‌گوید، و همواره راه پسر [درست و راست که شما را به سعادت می‌رساند] می‌نمایاند.///خدا برای هیچ مردی در درونش دو قلب قرار نداده، و همسرانتان را که همواره با آنان «ظهار» می‌کنید [یعنی بر پایه فرهنگ جاهلی با خواندن صیغه‌ای خاص آنان را به منزله مادرانتان به شمار آورده بر خود حرام می‌نمایید] مادران شما نگردانیده، و پسر خواندگانتان را پسران [واقعی] شما ننموده است. این سخن [باطل و بی پایه] شماست که به زبان شما [جاری] است، و خدا همواره حق را می‌گوید، و همواره راه پسر [درست و راست که شما را به سعادت می‌رساند] می‌نمایاند.///خدا در درون هیچ مردى دو قلب ننهاده است. و زنانتان را که مادر خود مى‌خوانید مادرتان قرار نداد و فرزندخواندگانتان را فرزندانتان نساخت. اینها چیزهایى است که به زبان مى‌گویید و سخن حق از آن خداست و اوست که راه مى‌نماید.///خداوند براى هیچ مردى در درونش دو دل ننهاده است، و آن زنانتان را که ظهار مى‌کنید [و آنها را مادران خود مى‌خوانید در واقع‌] مادران شما نگردانیده، و پسر خواندگانتان را پسران [واقعى‌] شما قرار نداده است. این، گفتار شما با دهان [و زبانتان‌] است، ولى خدا حق///خداوند براى هیچ مردى در درونش دو دل ننهاده است، و آن همسرانتان را که مورد «ظهار» قرار مى‌دهید مادران شما نگردانیده، و پسرخواندگانتان را پسران [واقعى‌] شما قرار نداده است. این، گفتار شما به زبان شماست، و [لى‌] خدا حقیقت را مى‌گوید، و او [ست که‌] به راه راست هدایت مى‌کند.///خداوند براى هیچ مردى در درونش دو دل قرار نداده است. و هرگز همسرانى را که نسبت به آنان ظهار مى‌کنید، [و با تشبیه آنها به مادرانتان، آنان را بر خود حرام مى‌کنید،] مادران شما نگردانیده، [و نیز] پسرخوانده‌هاى شما را پسران [واقعى] شما قرار نداده است. این سخن [باطل و بى‌پایه‌] شماست که شما به زبان مى‌گویید. و خداوند حق مى‌گوید. و اوست که به راه [راست] هدایت مى‌کند.///خدا در درون یک مرد دو قلب (و دو مبدأ ادراک و اراده) قرار نداده و نیز زنانتان را که مادر بخوانید مادر شما و پسر دیگری را که فرزند بخوانید پسر شما قرار نداده، این گفتار شما زبانی و غیر واقع است، و خدا سخن به حق می‌گوید و اوست که (شما را) به راه حقیقت راهنمایی می‌کند.///خداوند برای هیچ مردی دو دل در درونش ننهاده است، و همسرانتان را که با آنان ظهار می‌کنید مادر [حقیقی‌] شما نگردانده است، و پسر خواندگانتان را نیز فرزند [حقیقی‌] شما نگردانده است این سخن شماست که [ندانسته‌] به زبان می‌آورید، و خداوند حق را می‌گوید و به راه [راست‌] هدایت می‌کند///خداوند برای هیچ کس دو دل در درونش نیافریده؛ و هرگز همسرانتان را که مورد «ظهار» قرارمی‌دهید مادران شما قرار نداده؛ و (نیز) فرزندخوانده‌های شما را فرزند حقیقی شما قرارنداده است؛ این سخن شماست که به دهان خود می‌گویید (سخنی باطل و بی‌پایه)؛ اما خداوند حق را می‌گوید و او به راه راست هدایت می‌کند.///ننهاد خدا برای مردی دودل در اندرونش و نگردانید خدا همسران شما را آنان که ظهار کنید از ایشان مادران شما و نگردانید پسرخواندگان شما را فرزندان شما این گفتار شما است با دهانهای شما و خدا گوید حق را و او است هدایت‌کننده به راه‌///خدا برای هیچ مردی در درونش دو دل ننهاده است و آن همسرانتان را که مورد «ظهار» قرار می‌دهید، مادرانتان نگردانیده و پسرخواندگانتان را پسرانتان قرار نداده. این سخنانتان است با دهان‌هایتان (و نه از روی واقعیت)؛ و خدا تمامی حق را می‌گوید و او به راه راست رهبری می‌کند. quran_en_fa Call them by (the names of) their fathers: that is juster in the sight of Allah. But if ye know not their father's (names, call them) your Brothers in faith, or your maulas. But there is no blame on you if ye make a mistake therein: (what counts is) the intention of your hearts: and Allah is Oft-Returning, Most Merciful. پسر خواندگانتان را به نام پدرانشان بخوانید که این نزد خدا عادلانه‌تر است؛ و اگر پدرانشان را نمی‌شناسید، پس برادران و دوستان دینی شمایند. و بر شما در آنچه [از انتساب هایی] که به خطا انجام داده‌اید، گناهی نیست؛ ولی آنچه را که دل هایتان تعمد و قصد جدی داشته است [گناه است]؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///پسر خواندگانتان را به نام پدرانشان بخوانید که این نزد خدا عادلانه‌تر است؛ و اگر پدرانشان را نمی‌شناسید، پس برادران و دوستان دینی شمایند. و بر شما در آنچه [از انتساب هایی] که به خطا انجام داده‌اید، گناهی نیست؛ ولی آنچه را که دل هایتان تعمد و قصد جدی داشته است [گناه است]؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///پسرخواندگان را به نام پدرشان بخوانید که در نزد خدا منصفانه‌تر است. اگر پدرشان را نمى‌شناسید، برادران دینى و موالى شما باشند. اگر پیش از این خطایى کرده‌اید باکى نیست، مگر آنکه به قصد دل کنید. و خدا آمرزنده و مهربان است.///آنها (پسر خواندگان) را به [نام‌] پدرانشان بخوانید، که این نزد خدا منصفانه‌تر است، و اگر پدرانشان را نمى‌شناسید، پس برادران دینى و دوستان شمایند، [آنها را به نام برادر یا دوست خطاب کنید.] و بر شما در آنچه اشتباه کرده‌اید گناهى نیست، ولى در آنچه دل‌هایت///آنان را به [نام‌] پدرانشان بخوانید، که این نزد خدا عادلانه‌تر است، و اگر پدرانشان را نمى‌شناسید پس برادران دینى و موالى شمایند، و در آنچه اشتباها مرتکب آن شده‌اید بر شما گناهى نیست، ولى در آنچه دلهایتان عمد داشته است [مسؤولید] و خداست که همواره آمرزنده مهربان است.///آنان را [که پسرخوانده‌ی شمایند،] به نام پدرانشان بخوانید، که این نزد خداوند عادلانه‌تر است. پس اگر پدرانشان را نمى‌شناسید، آنان برادران دینى و وابستگان شما هستند. و در آنچه [پیش از این] خطا کردید، [و پسرخواندگان را فرزند خود دانستید،] گناهى بر شما نیست؛ ولى در آنچه دل‌هایتان قصد و عمد داشته، [مسئولید.] و خداوند آمرزنده‌ى مهربان است.///شما پسر خوانده‌ها را به پدرانشان نسبت دهید که این نزد خدا به عدل و راستی نزدیکتر است و اگر پدرانشان را نشناسید (باز فرزند و ارث‌بر شما نیستند بلکه) در دین برادران و یاران شما هستند، و در کار ناشایسته‌ای که به خطا کنید بر شما گناهی نیست لیکن آن کار زشتی که به عمد و با اراده قلبی می‌کنید بر آن گناه مؤاخذه می‌شوید، و (اگر از این هم پشیمان شوید و توبه کنید باز) خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///آنان را به [نام‌] پدرانشان بخوانید که نزد خداوند دادگرانه‌تر است، و اگر پدرانشان را نمی‌شناسید در آن صورت برادران دینی و آزاد کردگان شما هستند، و بر شما در آنچه اشتباه کرده‌اید گناهی نیست مگر در آنچه دلهایتان قصد آن را دارد، و خداوند آمرزگار مهربان است‌///آنها را به نام پدرانشان بخوانید که این کار نزد خدا عادلانه‌تر است؛ و اگر پدرانشان را نمی‌شناسید، آنها برادران دینی و موالی شما هستند؛ اما گناهی بر شما نیست در خطاهایی که از شما سرمی‌زند (و بی‌توجه آنها را به نام دیگران صدا می‌زنید)، ولی آنچه را از روی عمد می‌گویید (مورد حساب قرار خواهد داد)؛ و خداوند آمرزنده و رحیم است.///بخوانید ایشان را برای پدران ایشان آن دادگرانه‌تر است نزد خدا پس اگر ندانستید پدران ایشان را پس برادران شمایند در دین و بندگان شما و نیست بر شما پروائی در آنچه خطا کردید بدان و لیکن آنچه خواست دلهای شما و خدا است آمرزنده مهربان‌///آنان را برای پدرانشان بخوانید (که) آن نزد خدا عادلانه‌‌تر است. پس اگر (هم) پدرانشان را نمی‌شناسید، برادرانتان در دین و پیروان و دوستان شمایند. و گناهی بر شما نیست در آنچه خطا کردید ولی آنچه دل‌هاتان (بدان) تعمد کرده (گناه است). و خدا همواره پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان بوده است. quran_en_fa The Prophet is closer to the Believers than their own selves, and his wives are their mothers. Blood-relations among each other have closer personal ties, in the Decree of Allah. Than (the Brotherhood of) Believers and Muhajirs: nevertheless do ye what is just to your closest friends: such is the writing in the Decree (of Allah). پیامبر، نسبت به مؤمنان از خودشان اولی و سزاوارتر است، و همسرانش [حرمت ازدواج به منزله] مادران آنانند، و بر طبق کتاب خدا دارندگان قرابت نسبی [در میراث بردن] از یکدیگر از مؤمنان و مهاجران [که پیش از این بر پایه ایمان و هجرت میراث می‌بردند] سزاوارترند، مگر اینکه بخواهید [در وصیت کردن به پرداخت ارث] درباره دوستانتان احسان کنید که این امری ثبت شده در کتاب [خدا] ست.///پیامبر، نسبت به مؤمنان از خودشان اولی و سزاوارتر است، و همسرانش [حرمت ازدواج به منزله] مادران آنانند، و بر طبق کتاب خدا دارندگان قرابت نسبی [در میراث بردن] از یکدیگر از مؤمنان و مهاجران [که پیش از این بر پایه ایمان و هجرت میراث می‌بردند] سزاوارترند، مگر اینکه بخواهید [در وصیت کردن به پرداخت ارث] درباره دوستانتان احسان کنید که این امری ثبت شده در کتاب [خدا] ست.///پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاتر است و زنانش مادران مؤمنان هستند و در کتاب خدا خویشاوندان نسبى از مؤمنان و مهاجران به یکدیگر سزاوارترند، مگر آنکه بخواهید به یکى از دوستان خود نیکى کنید. و این حکم در کتاب خدا مکتوب است.///پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان مقدم‌تر است و همسرانش [در حکم‌] مادران ایشانند. و خویشاوندان طبق کتاب خدا، از مؤمنان و مهاجران نسبت به یکدیگر [در ارث‌] اولویت و تقدم دارند، مگر آن که بخواهید به دوستان خود نیکى کنید [و سهمى از مال خود را برایشان وصیت///پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر [و نزدیکتر] است و همسرانش مادران ایشانند، و خویشاوندان [طبق‌] کتاب خدا، بعضى [نسبت‌] به بعضى اولویت دارند [و] بر مؤمنان و مهاجران [مقدمند]، مگر آنکه بخواهید به دوستان [مؤمن‌] خود [وصیت یا] احسانى کنید، و این در کتاب [خدا] نگاشته شده است.///پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است. و همسران او [در حرمت ازدواج، مانند] مادران مؤمنانند. و در کتاب خداوند، خویشاوندان [نسبى در ارث بردن‌] از یکدیگر، از مؤمنان و مهاجران سزاوارترند، مگر آن که [بخواهید] نسبت به دوستانتان نیکى کنید [و سهمى از اموال خود را در قالب وصیت به آنان بدهید]. این [حکم] در کتاب [الهى] نوشته شده است.///پیغمبر اولی و سزاوارتر به مؤمنان است از خود آنها (یعنی مؤمنان باید حکم و اراده او را مقدم بر اراده خود بدارند و از جان و مال در اطاعتش مضایقه نکنند) و زنان او (در اطاعت و عطوفت و حرمت نکاح، به حکم) مادران مؤمنان هستند و خویشاوندان نسبی شخص (در حکم ارث) بعضی بر بعضی دیگر در کتاب خدا مقدمند از انصار و مهاجرین (که با هم عهد برادری بسته‌اند) مگر آنکه به نیکی و احسان بر دوستان خود (از مهاجر و انصار) وصیتی کنید که این (تقدم وصیت بر ارث خویشان) هم در کتاب حق مسطور گردیده است.///پیامبر از خود مؤمنان به آنها نزدیکتر و سزاوارتر است و همسران او در حکم مادران ایشان هستند، و خویشاوندان در [حکم و] کتاب الهی نسبت به همدیگر از سایر مؤمنان و مهاجران سزاوارتر [به ارث بردن‌]، هستند، مگر آنکه در حق دوستانتان وصیتی نیک انجام دهید [که بی‌اشکال است‌]، و این در کتاب آسمانی نوشته شده است‌///پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است؛ و همسران او مادران آنها [= مؤمنان‌] محسوب می‌شوند؛ و خویشاوندان نسبت به یکدیگر از مؤمنان و مهاجران در آنچه خدا مقرر داشته اولی هستند، مگر اینکه بخواهید نسبت به دوستانتان نیکی کنید (و سهمی از اموال خود را به آنها بدهید)؛ این حکم در کتاب (الهی) نوشته شده است.///پیمبر سزاوارتر است به مؤمنان از خود ایشان و زنان او مادران ایشانند و خویشاوندان برخیشان سزاوارترند به برخی در کتاب خدا از مؤمنان و مهاجران مگر آنکه کنید در باره دوستانتان نکوئی بوده است آن در کتاب نوشته‌///پیامبر بزرگ به مؤمنان از خودهاشان برتر (و نزدیکتر) است و همسرانش مادران ایشانند و خویشاوندان در کتاب خدا - بعضیشان (نسبت) به بعضی دیگر - از مؤمنان و مهاجران برترند؛ مگر آنکه بخواهید برای دوستان (باایمان) تان کاری [: وصیت یا احسانی] به شایستگی کنید. و این در کتاب (وحیانی) نگاشته بوده است. quran_en_fa And remember We took from the prophets their covenant: As (We did) from thee: from Noah, Abraham, Moses, and Jesus the son of Mary: We took from them a solemn covenant: و [یاد کن] زمانی را که از پیامبران [برای ابلاغ وحی] پیمان گرفتیم، و [نیز] از تو و از نوح و از ابراهیم و موسی و عیسی پسر مریم، و از همه آنان پیمانی محکم و استوار گرفتیم،///و [یاد کن] زمانی را که از پیامبران [برای ابلاغ وحی] پیمان گرفتیم، و [نیز] از تو و از نوح و از ابراهیم و موسی و عیسی پسر مریم، و از همه آنان پیمانی محکم و استوار گرفتیم،///و آن هنگام که از پیامبران پیمان گرفتیم و از تو و از نوح و ابراهیم و موسى و عیسى بن مریم و از همه آنها پیمانى سخت گرفتیم،///و [یاد کن‌] هنگامى را که از پیامبران پیمان گرفتیم و از تو و از نوح و ابراهیم و موسى و عیسى بن مریم، و از [همه‌] آنان پیمانى استوار گرفتیم [که در تکلیف رسالت کوتاهى نکنند]///و [یاد کن‌] هنگامى را که از پیامبران پیمان گرفتیم، و از تو و از نوح و ابراهیم و موسى و عیسى پسر مریم، و از [همه‌] آنان پیمانى استوار گرفتیم.///[و به یاد آور] هنگامى که ما از پیامبران پیمان گرفتیم، و از تو و از نوح و ابراهیم و موسى و عیسى فرزند مریم، و از همه‌ى آنان پیمانى استوار گرفتیم [که در انجام رسالت کوتاهى نکنند].///و (یادآر) آن گاه که ما از پیغمبران عهد و میثاق گرفتیم و هم از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم از همه پیمان محکم گرفتیم (که با هر مشقت و زحمتی است رسالت خدا را به خلق ابلاغ کنند).///چنین بود که از پیامبران پیمانشان را گرفتیم و نیز از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم، و از ایشان پیمان اکید گرفتیم‌///(به خاطر آور) هنگامی را که از پیامبران پیمان گرفتیم، و (همچنین) از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم، و ما از همه آنان پیمان محکمی گرفتیم (که در ادای مسؤولیت تبلیغ و رسالت کوتاهی نکنند)!///و هنگامی که بگرفتیم از پیمبران پیمانشان را و از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی ابن مریم و گرفتیم از ایشان پیمانی گران‌///و چون از همه‌ی پیامبران برجسته پیمانشان را گرفتیم و (به ویژه) از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی پسر مریم، و از همه‌ی آنان پیمانی سخت گرفتیم؛ quran_en_fa That (Allah) may question the (custodians) of Truth concerning the Truth they (were charged with): And He has prepared for the Unbelievers a grievous Penalty. تا صادقان را از صدقشان بپرسد [و پاداش صدقشان را به آنان عطا کند] و برای کافران عذابی دردناک آماده کرده است.///تا صادقان را از صدقشان بپرسد [و پاداش صدقشان را به آنان عطا کند] و برای کافران عذابی دردناک آماده کرده است.///تا راستگویان را از صدقشان بپرسد، و براى کافران عذابى دردآور مهیا کرده است.///تا [خدا] راستگویان را از صدقشان سؤال کند، و براى کافران عذابى دردناک آماده کرده است///تا راستان را از صدقشان باز پرسد، و براى کافران عذابى دردناک آماده کرده است.///تا [خداوند] راستگویان را از صداقتشان [در ایمان و تیکوکاری] بازخواست کند. و براى کافران عذابى دردناک آماده کرده است.///تا راستگویان عالم (یعنی انبیاء و مؤمنان امت) را از حقیقت و صدق ایمانشان باز پرسد (و آنها را پاداش کامل تبلیغ رسالت و عمل صالح دهد) و اهل کفر را (به کیفر تکذیب رسل) عذابی سخت دردناک مهیا کرده است.///تا [سرانجام‌] درستکاران را از درستکاریشان بپرسد و برای کافران عذابی دردناک آماده ساخته است‌///به این منظور که خدا راستگویان را از صدقشان (در ایمان و عمل صالح) سؤال کند؛ و برای کافران عذابی دردناک آماده ساخته است.///تا بپرسد راستگویان را از راستیشان و آماده کرد برای کافران عذابی دردناک‌///تا راستان را از راستیشان باز پرسد. و برای کافران عذابی دردناک آماده کرده است. quran_en_fa O ye who believe! Remember the Grace of Allah, (bestowed) on you, when there came down on you hosts (to overwhelm you): But We sent against them a hurricane and forces that ye saw not: but Allah sees (clearly) all that ye do. ای اهل ایمان! نعمت خدا را بر خود یاد کنید، هنگامی که سپاهیانی [به قصد نابود کردنتان] به سوی شما آمدند، پس بادی [کوبنده] و لشکریانی که آنها را نمی‌دیدید بر ضد آنان فرستادیم [تا آنان را در هم کوبیدند]؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///ای اهل ایمان! نعمت خدا را بر خود یاد کنید، هنگامی که سپاهیانی [به قصد نابود کردنتان] به سوی شما آمدند، پس بادی [کوبنده] و لشکریانی که آنها را نمی‌دیدید بر ضد آنان فرستادیم [تا آنان را در هم کوبیدند]؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از نعمتى که خدا به شما داده است یاد کنید، بدان هنگام که لشکرها بر سر شما تاخت آوردند و ما باد را و لشکرهایى را که نمى‌دیدید بر سرشان فرستادیم و خدا بدانچه مى‌کردید بینا بود.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! نعمت خدا بر خودتان را یاد کنید، آن‌گاه که شما را لشکرهایى [در بدر] آمدند، پس بر سر آنان تندبادى و لشکرهایى که آنها را نمى‌دیدید فرستادیم، و خدا به آنچه مى‌کنید ناظر است///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، نعمت خدا را بر خود به یاد آرید، آنگاه که لشکرهایى به سوى شما [در] آمدند، پس بر سر آنان تندبادى و لشکرهایى که آنها را نمى‌دیدید فرستادیم، و خدا به آنچه مى‌کنید همواره بیناست.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! نعمت خدا را بر خود یاد کنید، آن‌گاه که لشکریانى به سراغتان آمدند، ولى ما تندبادى [سخت] و لشکریانى که آنها را نمى‌دیدید، بر آنان فرستادیم، [و این­گونه دشمنان را درهم کوبیدیم]، و خداوند به آنچه مى‌کنید، بیناست.///ای اهل ایمان، به یاد آرید نعمتی را که خدا به شما عطا کرد وقتی که لشکر بسیاری (از کافران) بر شما حمله‌ور شدند، پس ما بادی تند و سپاهی بسیار (از فرشتگان) که به چشم نمی‌دیدید فرستادیم، و خدا خود به اعمال شما بینا بود.///ای مؤمنان نعمت الهی را بر خودتان یاد کنید آنگاه که سپاهیانی بر شما تاختند، سپس، بر آنان تندبادی فرستادیم و سپاهیانی که آنها را نمی‌دیدید و خداوند به آنچه می‌کنید بیناست‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! نعمت خدا را بر خود به یاد آورید در آن هنگام که لشکرهایی (عظیم) به سراغ شما آمدند؛ ولی ما باد و طوفان سختی بر آنان فرستادیم و لشکریانی که آنها را نمی‌دیدید (و به این وسیله آنها را در هم شکستیم)؛ و خداوند همیشه به آنچه انجام می‌دهید بینا بوده است.///ای آنان که ایمان آوردید یاد آرید نعمت خدا را بر خویش گاهی که بیامد شما را لشکرهائی پس فرستادیم بر آنان بادی و لشکرهائی که ندیدید و خدا است بدانچه می‌کنید بینا///هان ای کسانی که ایمان آوردید! نعمت خدا را بر خودهاتان به یاد آورید، چون لشکریانی سویتان درآمدند. پس بر (سر و سامان) شان (تند) بادی فرستادیم و (نیز) لشکریانی (هم) که آنها را ندیدید. و خدا به آنچه می‌کنید بینا بوده است. quran_en_fa Behold! they came on you from above you and from below you, and behold, the eyes became dim and the hearts gaped up to the throats, and ye imagined various (vain) thoughts about Allah! زمانی که از بالا و از پایین [لشکرگاه] تان به سویتان آمدند، و آن گاه که دیده‌ها [از شدت ترس] خیره شد و جان‌ها به گلو رسید، و به خدا آن گمان‌ها [ی ناروا] را [که خود می‌دانید] می‌بردید.///زمانی که از بالا و از پایین [لشکرگاه] تان به سویتان آمدند، و آن گاه که دیده‌ها [از شدت ترس] خیره شد و جان‌ها به گلو رسید، و به خدا آن گمان‌ها [ی ناروا] را [که خود می‌دانید] می‌بردید.///آنگاه که از سمت بالا و از سمت پایین بر شما تاختند، چشمها خیره شد و دلها به گلوگاه رسیده بود و به خدا گمانهاى گوناگون مى‌بردید.///[یاد کنید] آن‌گاه که از بالا و پایین [شهر] تان بر شما تاختند، و آن‌گاه که چشم‌ها خیره شد و جان‌ها به گلوگاه رسید و به خدا گمان‌هاى گوناگون مى‌بردید///هنگامى که از بالاى [سر] شما و از زیر [پاى‌] شما آمدند، و آنگاه که چشمها خیره شد و جانها به گلوگاهها رسید و به خدا گمانهایى [نابجا] مى‌بردید.///آن‌گاه که دشمنان از بالا و پایین [شهر] شما به سراغتان آمدند [و مدینه را محاصره کردند]، و آن‌گاه که چشم‌ها [از ترس] خیره شده بود و جان‌ها به حنجره‌ها رسیده بود، و شما به خداوند گمان‌ها [ی بد] مى‌بردید.///(یاد آرید) وقتی که (در جنگ احزاب) لشکر کفار از بالا و زیر بر شما حمله‌ور شدند و آن‌گاه که چشمها حیران شد و جانها به گلو رسید و به وعده خدا گمانهای مختلف بردید (مؤمنان حقیقی به وعده حق و فتح اسلام خوش گمان و دیگران بدگمان و ترسان بودند).///آنگاه از فراز و فرودتان به سراغ شما [به هجوم‌] آمدند، و آنگاه که چشمها برگشت و جانها به گلوگاهها رسید، و در حق خداوند گمانهایی [ناروا] کردید///(به خاطر بیاورید) زمانی را که آنها از طرف بالا و پایین (شهر) بر شما وارد شدند (و مدینه را محاصره کردند) و زمانی را که چشمها از شدت وحشت خیره شده و جانها به لب رسیده بود، و گمانهای گوناگون بدی به خدا می‌بردید.///گاهی که آمدند شما را از فراز شما و از زیر شما و گاهی که گردیدند دیدگان و رسید دلها گلوگاه‌ها را و گمان می‌بردید به خدا گمانها را///چون از بالای (سر) تان و از زیرترین (جایگاه) تان آمدند و چون چشم‌ها (یتان) خیره شد و دل‌ها (تان) به گلوگاه‌ها (تان) رسید، و به خدا آن گمان‌ها (ی نابجا) را می‌برید. quran_en_fa In that situation were the Believers tried: they were shaken as by a tremendous shaking. آنجا بود که مؤمنان مورد آزمایش قرار گرفتند و به تزلزل و اضطرابی سخت دچار شدند.///آنجا بود که مؤمنان مورد آزمایش قرار گرفتند و به تزلزل و اضطرابی سخت دچار شدند.///در آنجا مؤمنان در معرض امتحان درآمدند و سخت متزلزل شدند.///آن جا بود که مؤمنان امتحان شدند و سخت تکان خوردند///آنجا [بود که‌] مؤمنان در آزمایش قرار گرفتند و سخت تکان خوردند.///آنجا بود که مؤمنان را آزمودند و سخت لرزاندند.///در آنجا مؤمنان امتحان شدند و (ضعیفان در ایمان) سخت متزلزل گردیدند.///آنجا بود که مؤمنان [به محنت‌] آزموده شدند، و تکانی سخت خوردند///آنجا بود که مؤمنان آزمایش شدند و تکان سختی خوردند!///آنجا (یا آنگاه) آزمایش شدند مؤمنان و لرزیدند لرزشی سخت‌///اینجا (بود که) مؤمنان در آزمونی بس دشوار گرفتار شدند و به سختی متزلزل گشتند. quran_en_fa And behold! The Hypocrites and those in whose hearts is a disease (even) say: "Allah and His Messenger promised us nothing but delusion!" و آن گاه که منافقان و آنان که در دل هایشان بیماری [ضعف ایمان] بود، می‌گفتند: خدا و پیامبرش جز به فریب، ما را وعده [پیروزی] نداده‌اند!///و آن گاه که منافقان و آنان که در دل هایشان بیماری [ضعف ایمان] بود، می‌گفتند: خدا و پیامبرش جز به فریب، ما را وعده [پیروزی] نداده‌اند!///زیرا منافقان و آنهایى که در دلهایشان بیمارى است، مى‌گفتند: خدا و پیامبرش جز فریب به ما وعده‌اى نداده‌اند.///و هنگامى که منافقان و کسانى که در دل‌هایشان بیمارى است مى‌گفتند: خدا و فرستاده‌اش جز فریب به ما وعده ندادند///و هنگامى که منافقان و کسانى که در دلهایشان بیمارى است مى‌گفتند: «خدا و فرستاده‌اش جز فریب به ما وعده‌اى ندادند.»///و آن‌گاه که منافقان و کسانى که در دل‌هایشان بیمارى [شک و تردید] بود، گفتند: «خدا و پیامبرش فقط وعده‌هایى فریبنده به ما دادند.»///و نیز در آن هنگام منافقان و آنان که در دلهاشان مرض (شک و ریب) بود (با یکدیگر) می‌گفتند: آن وعده (فتح و نصرتی) که خدا و رسول به ما دادند غرور و فریبی بیش نبود.///و آنگاه که منافقان و بیماردلان گفتند که خداوند و پیامبر او جز وعده فریب‌آمیز به ما نداده‌اند///و (نیز) به خاطر آورید زمانی را که منافقان و بیماردلان می‌گفتند: «خدا و پیامبرش جز وعده‌های دروغین به ما نداده‌اند!»///و هنگامی که می‌گفتند مردمان دوروی و آنان که در دلهاشان بیماری است که وعده نداد ما را خدا و پیمبرش مگر فریبی را///و چون منافقان و کسانی که در دل‌هایشان بیماری است می‌گویند: «خدا و فرستاده‌اش وعده‌ای جز فریب به ما ندادند.» quran_en_fa Behold! A party among them said: "Ye men of Yathrib! ye cannot stand (the attack)! therefore go back!" And a band of them ask for leave of the Prophet, saying, "Truly our houses are bare and exposed," though they were not exposed they intended nothing but to run away. و آن گاه که گروهی از آنان گفتند: ای اهل مدینه! [میدان نبرد] جای درنگ و ماندن شما نیست، پس برگردید. و گروهی از آنان از پیامبر اجازه [برگشتن] می‌خواستند، و می‌گفتند: خانه‌های ما بدون حفاظ است. در صورتی که بدون حفاظ نبود، و آنان جز فرار را قصد نداشتند!///و آن گاه که گروهی از آنان گفتند: ای اهل مدینه! [میدان نبرد] جای درنگ و ماندن شما نیست، پس برگردید. و گروهی از آنان از پیامبر اجازه [برگشتن] می‌خواستند، و می‌گفتند: خانه‌های ما بدون حفاظ است. در صورتی که بدون حفاظ نبود، و آنان جز فرار را قصد نداشتند!///و گروهى از آنها گفتند: اى مردم یثرب، اینجا جاى ماندنتان نیست. بازگردید. و گروهى از آنها از پیامبر رخصت طلبیدند. مى‌گفتند: خانه‌هاى ما را حفاظى نیست. خانه‌هایشان بى‌حفاظ نبود، مى‌خواستند بگریزند.///و آن‌گاه که گروهى از آنان گفتند: اى مردم مدینه! دیگر براى شما جاى ماندن نیست، پس [از جبهه‌] برگردید. و گروهى از آنها از پیامبر اجازه مى‌خواستند و مى‌گفتند: خانه‌هاى ما بى‌حفاظ است، در حالى که بى‌حفاظ نبود و جز فرار قصدى نداشتند///و چون گروهى از آنان گفتند: «اى مردم مدینه، دیگر شما را جاى درنگ نیست، برگردید.» و گروهى از آنان از پیامبر اجازه مى‌خواستند و مى‌گفتند: «خانه‌هاى ما بى‌حفاظ است» و [لى خانه‌هایشان‌] بى‌حفاظ نبود، [آنان‌] جز گریز [از جهاد] چیزى نمى‌خواستند.///و آن‌گاه که گروهى از آنان [به مردم مدینه] گفتند: «اى مردم یثرب! [در صحنه‌ی جنگ] براى شما جاى ماندن نیست، [شما در برابر لشکر دشمن تاب مقاومت ندارید،] پس بازگردید.» و گروهى از آنان از پیامبر، اجازه [بازگشت] مى‌خواستند، [و] مى‌گفتند: «خانه‌هاى ما بى‌حفاظ است.» در حالى که بى‌حفاظ نبود، و آنان جز فرار [از جنگ] قصد دیگرى نداشتند.///و در آن وقت طایفه‌ای از آن کفار و منافقان دین گفتند: ای یثربیان، دیگر شما را (در اردوگاه) جای ماندن نیست (که همه کشته خواهید شد، از گرد پیغمبر متفرق شوید و به مدینه) باز گردید. و در آن حال گروهی از آنها (برای رفتن) از پیغمبر اجازه خواسته و می‌گفتند: خانه‌های ما دیوار و حفاظی ندارد، در صورتی که (دروغ می‌گفتند و) خانه‌هاشان بی‌حفاظ نبود، و مقصودشان جز فرار (از جبهه جنگ) نبود.///و آنگاه که گروهی از آنان گفتند ای اهل مدینه شما را جای ماندن نیست، بازگردید، و گروهی از ایشان از پیامبر اجازه [قعود] خواستند [و به بهانه‌] می‌گفتند خانه‌های ما بی‌حفاظ است، و آن بی‌حفاظ نبود، هیچ قصدی جز فرار نداشتند///و (نیز) به خاطر آورید زمانی را که گروهی از آنها گفتند: «ای اهل یثرب (ای مردم مدینه)! اینجا جای توقف شما نیست؛ به خانه‌های خود بازگردید!» و گروهی از آنان از پیامبر اجازه بازگشت می‌خواستند و می‌گفتند: «خانه‌های ما بی‌حفاظ است!»، در حالی که بی‌حفاظ نبود؛ آنها فقط می‌خواستند (از جنگ) فرار کنند.///و هنگامی که گفتند گروهی از ایشان ای مردم یثرب نیست جایگاهی برای شما پس بازگردید و دستوری می‌خواست گروهی از ایشان از پیمبر می‌گفتند همانا خانه‌های ما برهنه است و نیستند آنها برهنه و نخواهند جز گریزی را///و چون گروهی از آنان گفتند: «ای مردم مدینه! دیگر شما را (اینجا) هیچ جایگاهی (و درنگی) نیست. پس برگردید.» و گروهی از آنان از پیامبر برجسته اجازه می‌خواهند (و) می‌گویند: «خانه‌هایمان بی‌حفاظ است‌.» حال آنکه خانه‌هایشان بی‌حفاظ نیست (بلکه خودهاشان بی‌حفاظند). آنان جز گریزی (از جهاد) چیزی نمی‌خواهند. quran_en_fa And if an entry had been effected to them from the sides of the (city), and they had been incited to sedition, they would certainly have brought it to pass, with none but a brief delay! و اگر از پیرامون خانه هایشان بر آنان حمله می‌شد و از آنان بازگشت [به شرک و جنگ با مؤمنان] درخواست می‌شد، آن را می‌پذیرفتند و برای آن جز مدت کوتاهی [به اندازه تجهیز خود بر ضد مؤمنان] درنگ نمی‌کردند!!///و اگر از پیرامون خانه هایشان بر آنان حمله می‌شد و از آنان بازگشت [به شرک و جنگ با مؤمنان] درخواست می‌شد، آن را می‌پذیرفتند و برای آن جز مدت کوتاهی [به اندازه تجهیز خود بر ضد مؤمنان] درنگ نمی‌کردند!!///و اگر از اطراف، خانه‌هایشان را محاصره کنند و از آنها بخواهند که مرتد شوند، مرتد خواهند شد و جز اندکى درنگ روانخواهند داشت.///و اگر از اطراف [مدینه به وسیله کفار] مورد هجوم واقع مى‌شدند، سپس از آنها فتنه‌گرى [و بازگشت به شرک‌] خواسته مى‌شد، حتما آن را مى‌پذیرفتند، و جز اندک زمانى در آن درنگ نمى‌کردند///و اگر از اطراف [مدینه‌] مورد هجوم واقع مى‌شدند و آنگاه آنان را به ارتداد مى‌خواندند، قطعا آن را مى‌پذیرفتند و جز اندکى در این [کار] درنگ نمى‌کردند؛///و [آن منافقان و بیماردلان چنان بودند که] اگر [دشمنان] از اطراف مدینه بر آنان وارد مى‌شدند و از آنان تقاضاى فتنه‌گرى مى‌کردند، به سرعت مى‌پذیرفتند و جز مدت کمى درنگ نمى‌کردند.///و اگر دشمنان دین از اطراف به شهر و خانه‌شان (از پی غارت) هجوم آرند سپس از آنها تقاضای بازگشت به کفر و شرک کنند آنان اجابت خواهند کرد در صورتی که اندک زمانی بیش در مدینه (با آن شرک) زیست نخواهند کرد (و سپس همه هلاک می‌شوند).///و چون از حوالی آن [شهر] بر ایشان وارد شوند، سپس از ایشان اقرار به شرک طلب کنند، آن را انجام دهند و سپس در آنجا جز اندکی درنگ نخواهند کرد///آنها چنان بودند که اگر دشمنان از اطراف مدینه بر آنان وارد می‌شدند و پیشنهاد بازگشت به سوی شرک به آنان می‌کردند می‌پذیرفتند، و جز مدت کمی (برای انتخاب این راه) درنگ نمی‌کردند!///و اگر ورود شود بر ایشان در آنها از هر سوی سپس درخواست شوند فتنه (جنگ) را هر آینه آرندش و درنگ نکنند بدان مگر اندکی‌///و اگر از اطراف اصلی مدینه (بر سروسامانشان) می‌گشتند، سپس آنان به آشوبگری دشوار آتشبار [: جنگ] خوانده می‌شدند، همواره سویش می‌آمدند و جز اندکی در مدینه درنگ نمی‌کردند؛ quran_en_fa And yet they had already covenanted with Allah not to turn their backs, and a covenant with Allah must (surely) be answered for. و همانا آنان از پیش با خدا پیمان بسته بودند که [به دشمن] پشت نکنند؛ و پیمان خدا همواره بازخواست شدنی است.///و همانا آنان از پیش با خدا پیمان بسته بودند که [به دشمن] پشت نکنند؛ و پیمان خدا همواره بازخواست شدنی است.///اینان پیش از این با خدا پیمان بسته بودند که در جنگ به دشمن پشت نکنند. خدا از پیمان خود بازخواست خواهد کرد.///در حالى که آنها پیش از این با خدا پیمان بسته بودند که پشت [به دشمن‌] نکنند، و پیمان خدا همواره بازخواست شدنى است///با آنکه قبلا با خدا سخت پیمان بسته بودند که پشت [به دشمن‌] نکنند، و پیمان خدا همواره بازخواست دارد.///در حالى که آنان پیش از این با خداوند پیمان بسته بودند که [به دشمن] پشت نکنند. و پیمان الهى بازخواست شدنى است.///و آن منافقان از این پیش (در جنگ احد که اکثر فرار کردند) با خدا عهد محکم بسته بودند که به جنگ پشت نکنند، و از عهد خدا پرسش خواهد شد.///و همینان بودند که پیشترها با خداوند پیمان بسته بودند که [پایداری ورزند و] پشت نکنند، و پیمان الهی بازخواست دارد///(در حالی که) آنان قبل از این با خدا عهد کرده بودند که پشت به دشمن نکنند؛ و عهد الهی مورد سؤال قرار خواهد گرفت (و در برابر آن مسؤولند)!///و همانا بودند پیمان بستند با خدا از پیش که برنتابند پشتها را و هست پیمان خدا پرسش‌شده‌///و همواره از پیش با خدا همی پیمان بسته بودند (که) پشت‌ها (شان را به دشمنانشان) نکنند. و پیمان خدا مورد بازخواست بوده است. quran_en_fa Say: "Running away will not profit you if ye are running away from death or slaughter; and even if (ye do escape), no more than a brief (respite) will ye be allowed to enjoy!" بگو: اگر از مرگ یا کشته شدن بگریزید، گریز شما هرگز سودتان نمی‌دهد، و در این صورت [اگر هم سودتان دهد، از این زندگی زودگذر فانی] جز اندکی برخوردار نخواهید شد.///بگو: اگر از مرگ یا کشته شدن بگریزید، گریز شما هرگز سودتان نمی‌دهد، و در این صورت [اگر هم سودتان دهد، از این زندگی زودگذر فانی] جز اندکی برخوردار نخواهید شد.///بگو: اگر از مرگ یا کشته شدن بگریزید، هرگز گریختن سودتان ندهد. و آنگاه از زندگى جز اندکى بهره‌مند نخواهید شد.///بگو: اگر از مرگ یا کشته شدن بگریزید، این گریز اصلا سودى به حال شما نخواهد داشت و در آن صورت جز اندکى [از زندگى‌] برخوردار نخواهید شد///بگو: «اگر از مرگ یا کشته شدن بگریزید، هرگز این گریز براى شما سود نمى‌بخشد، و در آن صورت جز اندکى برخوردار نخواهید شد.»///بگو: «اگر از مرگ یا کشته شدن بگریزید، این فرار هرگز براى شما سودى ندارد و در آن صورت، جز بهره‌ی اندکى نخواهید برد.»///(ای رسول ما، منافقان را) بگو: اگر از مرگ یا قتل فرار می‌کنید آن فرار هرگز به نفع شما نیست چه آنکه اندک زمانی بیش (از زندگی) کامیاب نخواهید شد.///بگو فرار از مرگ یا کشته شدن، اگر بگریزید برایتان [نهایتا] سودی ندارد، و در آن صورت هم جز اندکی [از زندگی‌] برخوردار نخواهید شد///بگو: «اگر از مرگ یا کشته‌شدن فرار کنید، سودی به حال شما نخواهد داشت؛ و در آن هنگام جز بهره کمی از زندگانی نخواهید گرفت!»///بگو سود ندهد شما را گریز اگر بگریزید از مرگ یا کشتن و آن هنگام کامیاب نشوید مگر اندکی‌///بگو: «اگر از مرگ یا کشته شدن فرار کنید هرگز فرار، شما را سودی نبخشد، و در این هنگام (و هنگامه) جز اندکی برخوردار نخواهید شد.» quran_en_fa Say: "Who is it that can screen you from Allah if it be His wish to give you punishment or to give you Mercy?" Nor will they find for themselves, besides Allah, any protector or helper. بگو: اگر خدا برای شما آسیب و گزندی یا پیروزی و غنیمتی بخواهد، کیست که شما را در برابر [تقدیرات و قضای] خدا نگه دارد؟ در صورتی که غیر از خدا نه کارسازی برای خود می‌یابند، نه یاری دهنده‌ای.///بگو: اگر خدا برای شما آسیب و گزندی یا پیروزی و غنیمتی بخواهد، کیست که شما را در برابر [تقدیرات و قضای] خدا نگه دارد؟ در صورتی که غیر از خدا نه کارسازی برای خود می‌یابند، نه یاری دهنده‌ای.///بگو: اگر خدا برایتان قصد بدى داشته باشد یا بخواهد به شما رحمتى ارزانى دارد، کیست که شما را از اراده او نگه دارد. ایشان جز خدا براى خود دوست و مددکارى نخواهند یافت.///بگو: چه کسى مى‌تواند در برابر خدا از شما حمایت کند اگر او براى شما بدى بخواهد یا رحمت بخواهد؟ و آنان غیر از خدا براى خود یار و یاورى نخواهند، یافت///بگو: «چه کسى مى‌تواند در برابر خدا از شما حمایت کند اگر او بخواهد براى شما بد بیاورد یا بخواهد شما را رحمت کند؟ و غیر از خدا براى خود یار و یاورى نخواهند یافت.»///بگو: «اگر خداوند براى شما رنجى یا رحمتى اراده کند، کیست که شما را در برابر [اراده] خداوند نگاه دارد؟» در حالى که آنان جز خداوند براى خود، نه کارسازى مى‌یابند و نه یارى دهنده‌اى.///بگو: اگر خدا به شما اراده بلا و شری کند یا اراده لطف و مرحمتی فرماید آن کیست که شما را از اراده خدا منع تواند کرد؟ و هرگز خلق جز خدا هیچ یار و یاوری نخواهند یافت.///اگر خداوند در حق شما بلا یا رحمتی خواسته باشد، چه کسی شما را در برابر خداوند نگاه می‌دارد؟ و در برابر خداوند یار و یاوری برای خود نخواهند یافت‌///بگو: «چه کسی می‌تواند شما را در برابر اراده خدا حفظ کند اگر او بدی یا رحمتی را برای شما اراده کند؟!» و آنها جز خدا هیچ سرپرست و یاوری برای خود نخواهند یافت.///بگو کیست که نگهدارد شما را از خدا اگر خواهد به شما رنجی یا خواهد برای شما رحمتی و نیابید برای خویش جز خدا دوست و نه یاوری را///بگو: «کیست آن کس (که) از (اراده‌ی) خدا شما را نگهبانی کند، اگر او بخواهد برای شما بدی بیاورد، یا بخواهد شما را رحمتی کند؟» و غیر از خدا برای خود نه سرپرست و نه یاوری نخواهند یافت. quran_en_fa Verily Allah knows those among you who keep back (men) and those who say to their brethren, "Come along to us", but come not to the fight except for just a little while. یقینا خدا بازدارندگان را از میان شما [که مجاهدان را با وسوسه و اغواگری از شرکت در جهاد باز می‌دارند] و کسانی را که به برادرانشان [آن براداران دینی که ایمانشان سست است] می‌گویند: [برای عیش و نوش] به سوی ما بیایید [شما را به شرکت در جهاد چه کار؟] می‌شناسد؛ و جز اندکی به جهاد نمی‌آیند.///یقینا خدا بازدارندگان را از میان شما [که مجاهدان را با وسوسه و اغواگری از شرکت در جهاد باز می‌دارند] و کسانی را که به برادرانشان [آن براداران دینی که ایمانشان سست است] می‌گویند: [برای عیش و نوش] به سوی ما بیایید [شما را به شرکت در جهاد چه کار؟] می‌شناسد؛ و جز اندکی به جهاد نمی‌آیند.///خدا مى‌داند چه کسانى از شما مردم را از جنگ بازمى‌دارند. و نیز مى‌شناسد کسانى را که به برادران خود مى‌گویند: به نزد ما بیایید. و جز اندکى به جنگ نمى‌آیند.///همانا خدا کسانى از شما را که از جنگ باز مى‌داشتند و کسانى را که به برادرانشان مى‌گفتند: به سوى ما بیایید [و به جنگ نروید]، به خوبى مى‌شناسد و جز اندکى به جنگ تن در نمى‌دهند///خداوند کارشکنان [و مانع‌شوندگان‌] شما و آن کسانى را که به برادرانشان مى گفتند: «نزد ما بیایید» و جز اندکى روى به جنگ نمى‌آورند [خوب‌] مى‌شناسد.///بی‌شک خداوند از میان شما، کارشکنان [جبهه و جهاد] را خوب مى‌شناسد و [نیز] کسانى را که به برادران خود مى‌گفتند: «به سوى ما بیایید [و خود را به کشتن ندهید].» [آنان ضعیف و ترسو هستند،] و جز اندکى به جنگ نمى‌روند.///محققا خدا از حال آن مردم (منافق) که مسلمین را از جنگ می‌ترسانند و باز می‌دارند و به برادران (و طایفه) خود می‌گویند: با ما متفق باشید (نه با مؤمنان) به خوبی آگاه است، و آنها جز اندک زمانی (آن هم برای نفاق و ریا کاری) به جنگ حاضر نمی‌شوند.///به راستی که خداوند از میان شما، بازدارندگان [/کارشکنان‌] را می‌شناسد، و نیز کسانی را که به دوستان خود می‌گویند به راه ما بیایید، و جز اندکی در کارزار شرکت نمی‌کنند///خداوند کسانی که مردم را از جنگ بازمی‌داشتند و کسانی را که به برادران خود می‌گفتند: «بسوی ما بیایید (و خود را از معرکه بیرون کشید)» بخوبی می‌شناسد؛ و آنها (مردمی ضعیفند و) جز اندکی پیکار نمی‌کنند!///بسا داند خدا بازدارندگان را از جنگ از شما و گویندگان را به برادران خویش بیائید بسوی ما و نیایند نبرد را جز اندکی‌///خدا واپس اندازندگان شما و آن کسانی را که به برادرانشان می‌گفتند: «نزد ما بیایید» و جز اندکی روی به جنگ نمی‌آورند، می‌داند [: می‌شناسد] (و) نشانه می‌نهد. quran_en_fa Covetous over you. Then when fear comes, thou wilt see them looking to thee, their eyes revolving, like (those of) one over whom hovers death: but when the fear is past, they will smite you with sharp tongues, covetous of goods. Such men have no faith, and so Allah has made their deeds of none effect: and that is easy for Allah. در حالی که نسبت به شما [برای هزینه کردن هر نوع کمکی] بخیل اند؛ و چون [به سبب افروخته شدن آتش جنگ] ترس پیش آید آنان را می‌بینی به سوی تو می‌نگرند در حالی که چشمانشان [بی اختیار در حدقه] می‌گردد، مانند کسی که بیهوشی مرگ او را فرو می‌پوشد، پس هنگامی که ترس برطرف شود با زبان هایی تیز و تند به شما آزار می‌دهند، در حالی که بر [سخن] خیر [و زبان خوش و نرم] بخیل اند؛ اینان ایمان نیاورده‌اند، به این خاطر خدا اعمالشان را تباه و بی اثر کرده است؛ و این [کار] بر خدا آسان است.///در حالی که نسبت به شما [برای هزینه کردن هر نوع کمکی] بخیل اند؛ و چون [به سبب افروخته شدن آتش جنگ] ترس پیش آید آنان را می‌بینی به سوی تو می‌نگرند در حالی که چشمانشان [بی اختیار در حدقه] می‌گردد، مانند کسی که بیهوشی مرگ او را فرو می‌پوشد، پس هنگامی که ترس برطرف شود با زبان هایی تیز و تند به شما آزار می‌دهند، در حالی که بر [سخن] خیر [و زبان خوش و نرم] بخیل اند؛ اینان ایمان نیاورده‌اند، به این خاطر خدا اعمالشان را تباه و بی اثر کرده است؛ و این [کار] بر خدا آسان است.///هر خیرى را از شما دریغ مى‌دارند، و چون وحشت فراز آید بینى که به تو مى‌نگرند و چشمانشان در حدقه مى‌گردد مثل کسى که از مرگ بیهوش شده باشد. و چون وحشت از میان برود، از حرص غنایم با زبان تیز خود برنجانندتان. اینان ایمان نیاورده‌اند. و خدا اعمالشان را تباه کرده است و این کار بر خدا آسان بوده است.///[آنها در همه چیز] بر شما بخیلند، و هنگامى که بیم [جنگ‌] پیش آید، آنها را مى‌بینى که به تو مى‌نگرند و چشمانشان [از ترس در حدقه‌] مى‌گردد، مثل کسى که از مرگ بیهوش شده باشد، و چون ترس برطرف شد، شما را به خاطر حرص مال با زبان‌هاى تند [و نیش‌دار در باره‌///بر شما بخیلانند، و چون خطر فرا رسد آنان را مى‌بینى که مانند کسى که مرگ او را فرو گرفته، چشمانشان در حدقه مى‌چرخد [و] به سوى تو مى‌نگرند؛ و چون ترس برطرف شود شما را با زبانهایى تند نیش مى‌زنند؛ بر مال حریصند. آنان ایمان نیاورده‌اند و خدا اعمالشان را تباه گردانیده، و این [کار] همواره بر خدا آسان است.///در حالى آنان بر یارى شما بخیل هستند که هرگاه [لحظات] بیم [و جنگ] پیش آید، آنان را مى‌بینى چنان به تو مى‌نگرند که چشمانشان [در حدقه] مى‌چرخد، همچون کسى که مرگ او را فراگرفته است. پس همین که ترس از میان رفت، زبان‌هاى تند و خشن [خود را] بر شما مى‌گشایند، [و سهم خود را از غنائم مى‌طلبند!] در حالى که نسبت به خیر، بخیلند. آنان ایمان ندارند و خدا اعمالشان را محو نموده است و این کار همواره بر خداوند آسان است.///آنها (به هر نوع کمک مالی و غیره) بر شما مؤمنان بخل می‌ورزند و هر گاه جنگ و خطری پیش آید آنها را چنان بینی که از شدت ترس با چشمی که از بیم دوران می‌زند به تو نگاه می‌کنند مانند کسی که از سختی مرگ حال بیهوشی به او دست دهد، و باز وقتی که جنگ و خطر بر طرف شد (و فتح و غنیمتی به دست آمد) سخت با زبان تند و گفتار خشن با کمال حرص و بخل شما را بیازارند (و مطالبه غنیمت کنند) اینان هیچ ایمان نیاورده‌اند، خدا هم اعمالشان را (چون همه ریاست) محو و نابود می‌گرداند و این بر خدا آسان است.///و در حق شما بسیار بخیل‌اند و چون بیمی فرارسد، می‌بینیشان در حالتی که دیدگانشان می‌گردد مانند کسی که از نزدیکی مرگ بیهوش شده باشد، به سوی تو می‌نگرند، و چون آن بیم برطرف شود، به شما با زبانهای تند و تیز خویش آزار می‌رسانند، و آزمند مال [غنایم‌] اند، اینانند که ایمان نیاورده‌اند و خداوند اعمالشان را تباه [و باطل‌] می‌گرداند و این بر خداوند آسان است‌///آنها در همه چیز نسبت به شما بخیلند؛ و هنگامی که (لحظات) ترس (و بحرانی) پیش آید، می‌بینی آنچنان به تو نگاه می‌کنند، و چشمهایشان در حدقه می‌چرخد، که گویی می‌خواهند قالب تهی کنند! اما وقتی حالت خوف و ترس فرو نشست، زبانهای تند و خشن خود را با انبوهی از خشم و عصبانیت بر شما می‌گشایند (و سهم خود را از غنایم مطالبه می‌کنند!) در حالی که در آن نیز حریص و بخیلند؛ آنها (هرگز) ایمان نیاورده‌اند، از این رو خداوند اعمالشان را حبط و نابود کرد؛ و این کار بر خدا آسان است.///بخل ورزانند بر شما تا گاهی که بیاید ترس بینیشان بنگرند در تو می‌گردد دیدگانشان مانند آنکه فراگرفته باشدش مرگ تا گاهی که برود ترس آزارتان کنند با زبانهائی تیز خوددارانند از نیکی آنان ایمان نیاوردند پس تباه ساخت خدا کردار ایشان را و آن است بر خدا آسان‌///علیه شما بسی بخیلند. پس چون هنگام ترس فرا رسد، آنان را می‌بینی که مانند کسی که به سبب مرگ بی‌هوش می‌شود - درحالی که چشمانشان در حدقه می‌چرخد- سوی تو (با نگرانی) می‌نگرند؛ پس هنگامی‌که ترسشان برطرف شود، شما را با زبان‌هایی تند نیش می‌زنند. حال آنکه بر خیر [: مال و منال] حریصند. آنان ایمان نیاورده‌اند. پس خدا اعمالشان را تباه گردانیده و این کار بر خدا آسان بوده‌است. quran_en_fa They think that the Confederates have not withdrawn; and if the Confederates should come (again), they would wish they were in the deserts (wandering) among the Bedouins, and seeking news about you (from a safe distance); and if they were in your midst, they would fight but little. [این بزدلان منافق] می‌پندارند که گروه‌های دشمن نرفته‌اند و اگر بار دیگر گروه‌های دشمن بیایند، آنان دوست دارند که کاش در میان اعراب بادیه نشین بودند، و [همانجا] از خبرهای شما می‌پرسیدند، و اگر در میان شما بودند جز اندکی جنگ نمی‌کردند.///[این بزدلان منافق] می‌پندارند که گروه‌های دشمن نرفته‌اند و اگر بار دیگر گروه‌های دشمن بیایند، آنان دوست دارند که کاش در میان اعراب بادیه نشین بودند، و [همانجا] از خبرهای شما می‌پرسیدند، و اگر در میان شما بودند جز اندکی جنگ نمی‌کردند.///مى‌پندارند که سپاه احزاب نرفته است. و اگر آن لشکرها بازمى‌آمدند، آرزو مى‌کردند که کاش در میان اعراب بادیه‌نشین مى‌بودند و همواره از اخبار شما مى‌پرسیدند. اگر هم در میان شما مى‌بودند، جز اندکى قتال نمى‌کردند.///مى‌پندارند که احزاب [هنوز از اطراف مدینه‌] نرفته‌اند و اگر احزاب بیایند، [از ترس آنها] دوست دارند کاش در میان بادیه‌نشین‌ها بودند [و پنهان مى‌شدند] و از اخبار [جنگ‌] شما مى‌پرسیدند، و اگر در میان شما هم بودند جز اندکى پیکار نمى‌کردند///اینان [چنین‌] مى‌پندارند که دسته‌هاى دشمن نرفته‌اند، و اگر دسته‌هاى دشمن بازآیند آرزو مى‌کنند: کاش میان اعراب بادیه‌نشین بودند و از اخبار [مربوط به‌] شما جویا مى‌شدند، و اگر در میان شما بودند، جز اندکى جنگ نمى‌کردند.///[آنان به قدرى وحشت‌زده‌اند که] مى‌پندارند احزاب [مشرک و یهود مهاجم] هنوز نرفته‌اند و اگر [بار دیگر] گروه‌‌هاى دشمن [به سراغ مسلمانان] آیند، آنان آرزو مى‌کنند کاش میان اعراب بادیه‌نشین بودند [و درگیر جنگ نمى‌شدند] و تنها از اخبار [مربوط به] شما جویا مى‌شدند و اینان اگر در میان شما بودند، جز اندکى نمى‌جنگیدند.///و آن منافقان گمان کنند که لشکرهای کافران هنوز از دور مدینه نرفته و شکست نخورده‌اند و اگر آن دشمنان بار دیگر بر علیه السلام لشکر کشند باز منافقان آرزوشان این است که در میان اعراب بادیه (از جنگ آسوده و برکنار) باشند و از اخبار جنگی شما جویا شوند، و اگر هم در میان (سپاه) شما در آیند جز اندکی (آن هم به ریا و نفاق) به جنگ نپردازند.///اینان گمان می‌برند که هنوز «گروه مشرکان همدست» [از صحنه به در] نرفته‌اند و اگر گروه مشرکان همدست برگردند، خوش دارند که کاش بیابانی و در میان بادیه‌نشینان باشند و از اخبار شما پرس و جو کنند، و اگر در میان شما بودند، جز اندکی کارزار نمی‌کردند///آنها گمان می‌کنند هنوز لشکر احزاب نرفته‌اند؛ و اگر برگردند (از ترس آنان) دوست می‌دارند در میان اعراب بادیه‌نشین پراکنده (و پنهان) شوند و از اخبار شما جویا گردند؛ و اگر در میان شما باشند جز اندکی پیکار نمی‌کنند!///پندارند احزاب را نرفتند و اگر بیایند احزاب دوست دارند کاش برون بودند در مردم دشت‌نشین و از دور اخبار شما را می‌پرسیدند و اگر می‌بودند در شما پیکار نمی‌کردند جز اندکی‌///اینان (چنان) می‌پندارند که حزب‌های دشمن نرفته‌اند و اگر (این) احزاب برگردند دوست دارند (که) کاش میان اعراب - بادیه‌نشینان- بودند. حال آنکه از اخبار مهم (مربوط به) شما جویا می‌شوند، و اگر در میان شما بودند، جز اندکی جنگ نمی‌کردند. quran_en_fa Ye have indeed in the Messenger of Allah a beautiful pattern (of conduct) for any one whose hope is in Allah and the Final Day, and who engages much in the Praise of Allah. یقینا برای شما در [روش و رفتار] پیامبر خدا الگوی نیکویی است برای کسی که همواره به خدا و روز قیامت امید دارد؛ و خدا را بسیار یاد می‌کند.///یقینا برای شما در [روش و رفتار] پیامبر خدا الگوی نیکویی است برای کسی که همواره به خدا و روز قیامت امید دارد؛ و خدا را بسیار یاد می‌کند.///براى شما اگر به خدا و روز قیامت امید مى‌دارید و خدا را فراوان یاد مى‌کنید، شخص رسول الله مقتداى پسندیده‌اى است.///قطعا براى شما در [رفتار] رسول خدا سرمشقى نیکوست، براى کسى که به خدا و روز واپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد مى‌کند///قطعا براى شما در [اقتدا به‌] رسول خدا سرمشقى نیکوست: براى آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد مى‌کند.///به راستی براى شما در [سیره‌ى] رسول خدا الگو و سرمشقى نیکوست. [البته] براى کسانى که به خدا و روز قیامت امید دارند و خدا را بسیار یاد مى‌کنند.///البته شما را به رسول خدا (چه در صبر و مقاومت با دشمن و چه دیگر اوصاف و افعال نیکو) اقتدایی نیکوست، برای آن کس که به (ثواب) خدا و روز قیامت امیدوار باشد و یاد خدا بسیار کند.///به راستی که برای شما و برای کسی که به خداوند و روز بازپسین امید [و ایمان‌] دارد و خداوند را بسیار یاد می‌کند، در پیامبر خدا سرمشق نیکویی هست‌///مسلما برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود، برای آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می‌کنند.///همانا شما را است در پیمبر خدا پیرویی نکو برای آن که امید دارد خدا و روز بازپسین را و یاد کند خدا را بسیار///به‌راستی همواره برای شما در (اقتدای به) رسول خدا سرمشقی نیکو بوده‌است؛ برای کسی که به خدا و روز بازپسین امید می‌داشته و خدا را زیاد یاد کرده است. quran_en_fa When the Believers saw the Confederate forces, they said: "This is what Allah and his Messenger had promised us, and Allah and His Messenger told us what was true." And it only added to their faith and their zeal in obedience. هنگامی که مؤمنان [در نبرد خندق] گروه‌های دشمن را دیدند، گفتند: این است آنچه خدا وپیامبرش به ما وعده داده‌اند [که ثواب و پاداش عظیم روز بازپسین بدون تحمل سختی‌ها و سرافراز بیرون آمدن از آزمایش‌ها، میسر نیست] و خدا و پیامبرش راست گفته‌اند، و [جنگ خندق] جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزود.///هنگامی که مؤمنان [در نبرد خندق] گروه‌های دشمن را دیدند، گفتند: این است آنچه خدا وپیامبرش به ما وعده داده‌اند [که ثواب و پاداش عظیم روز بازپسین بدون تحمل سختی‌ها و سرافراز بیرون آمدن از آزمایش‌ها، میسر نیست] و خدا و پیامبرش راست گفته‌اند، و [جنگ خندق] جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزود.///و چون مؤمنان آن گروه‌ها را دیدند، گفتند: این همان چیزى است که خدا و پیامبرش به ما وعده داده‌اند و خدا و پیامبرش راست گفته‌اند. و جز به ایمان و تسلیمشان نیفزود.///[اما] وقتى مؤمنان احزاب را دیدند، گفتند: این همان چیزى است که خدا و فرستاده‌اش به ما وعده دادند و خدا و رسولش راست گفتند، و جز بر ایمان و تسلیم‌شان نیفزود///و چون مؤمنان دسته‌هاى دشمن را دیدند، گفتند: «این همان است که خدا و فرستاده‌اش به ما وعده دادند و خدا و فرستاده‌اش راست گفتند»، و جز بر ایمان و فرمانبردارى آنان نیفزود.///و همین که مؤمنان دسته‌ها [ى لشکر دشمن] را دیدند، گفتند: این همان است که خدا و رسولش به ما وعده داده‌اند و خدا و رسولش راست گفتند.» [دیدن لشکر دشمن] جز بر ایمان و تسلیم آنان نیافزود.///و مؤمنان چون لشکر و نیروهای کفار را به چشم دیدند گفتند: این همان (جنگی) است که خدا و رسول (از پیش) ما را وعده دادند و خدا و رسول راست گفتند، و این دیدار دشمن جز بر ایمان و تسلیمشان نیفزود.///و چون مؤمنان [هجوم‌] گروه مشرکان همدست را دیدند، گفتند این همان است که خداوند و پیامبرش به ما وعده داده بودند و خداوند و پیامبر او [در امید بخشیدن به ما] راست گفته‌اند، و [در نهایت‌] جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزاید///(اما) مؤمنان وقتی لشکر احزاب را دیدند گفتند: «این همان است که خدا و رسولش به ما وعده داده، و خدا و رسولش راست گفته‌اند!» و این موضوع جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزود.///و هنگامی که دیدند مؤمنان احزاب را گفتند این است آنچه وعده داد به ما خدا و پیمبرش و راست گفت خدا و پیمبرش و نیفزود ایشان را مگر ایمان و تسلیمی‌///و هنگامی‌که مؤمنان حزب‌ها (ی دشمن) را دیدند، گفتند: «این همان است که خدا و فرستاده‌اش به ما وعده دادند و خدا و فرستاده‌اش راست گفتند.» و جز بر ایمان و تسلیمشان نیفزود. quran_en_fa Among the Believers are men who have been true to their covenant with Allah: of them some have completed their vow (to the extreme), and some (still) wait: but they have never changed (their determination) in the least: از مؤمنان مردانی هستند که به آنچه با خدا بر آن پیمان بستند [و آن ثبات قدم و دفاع از حق تا نثار جان بود] صادقانه وفا کردند، برخی از آنان پیمانشان را به انجام رساندند [و به شرف شهادت نایل شدند] و برخی از آنان [شهادت را] انتظار می‌برند و هیچ تغییر و تبدیلی [در پیمانشان] نداده‌اند،///از مؤمنان مردانی هستند که به آنچه با خدا بر آن پیمان بستند [و آن ثبات قدم و دفاع از حق تا نثار جان بود] صادقانه وفا کردند، برخی از آنان پیمانشان را به انجام رساندند [و به شرف شهادت نایل شدند] و برخی از آنان [شهادت را] انتظار می‌برند و هیچ تغییر و تبدیلی [در پیمانشان] نداده‌اند،///از مؤمنان مردانى هستند که به پیمانى که با خدا بسته بودند وفا کردند. بعضى بر سر پیمان خویش جان باختند و بعضى چشم به راهند و هیچ پیمان خود دگرگون نکرده‌اند.///از مؤمنان مردانى هستند که به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا کردند، پس برخى از آنها نذر خود را ادا کرده [به شهادت رسیدند] و برخى از آنها در [همین‌] انتظارند و هرگز پیمان خود را تغییر ندادند///از میان مؤمنان مردانى‌اند که به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا کردند. برخى از آنان به شهادت رسیدند و برخى از آنها در [همین‌] انتظارند و [هرگز عقیده خود را] تبدیل نکردند.///از میان مؤمنان، مردانى هستند که آنچه را با خداوند پیمان بسته بودند، صادقانه وفا کردند، برخى از آنان پیمانشان را به انجام رساندند [و به شهادت رسیدند] و بعضى دیگر در انتظار [شهادت] هستند و هرگز [عقیده و پیمان خود را] تغییر نداده‌اند.///برخی از آن مؤمنان، بزرگ مردانی هستند که به عهد و پیمانی که با خدا بستند کاملا وفا کردند، پس برخی پیمان خویش گزاردند (و بر آن عهد ایستادگی کردند تا به راه خدا شهید شدند مانند عبیده و حمزه و جعفر) و برخی به انتظار (فیض شهادت) مقاومت کرده و هیچ عهد خود را تغییر ندادند (مانند علی علیه السلام که در کوفه به محراب عبادت شهید گشت).///از میان مؤمنان مردمی هستند که در پیمانی که با خداوند بسته‌اند، راست و درست رفتار کرده‌اند، و از ایشان کسی هست که عهد خویش [تا پایان حیات‌] به سر برده است، و کسی هست که [شهادت را] انتظار می‌کشد، و هیچ گونه تغییر و تبدیلی در کار نیاورده‌اند///در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستاده‌اند؛ بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشیدند)، و بعضی دیگر در انتظارند؛ و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند.///از مؤمنانند مردانی که راست گفتند آنچه را با خدا پیمان بر آن بستند پس از ایشان است آنکه گذراند پیمان خویش را و از ایشان است آنان که انتظار کشند و تبدیل نکردند تبدیلی‌///از مؤمنان رادمردانی هستند (که) آنچه را با خدا بر آن پیمان بسته‌اند راست آمدند. پس برخی از آنان به نیازشان رسیدند و برخی از آنان در (همین) انتظارند و هرگز (پیمان خود را) هیچ‌گونه تبدیلی نکردند. quran_en_fa That Allah may reward the men of Truth for their Truth, and punish the Hypocrites if that be His Will, or turn to them in Mercy: for Allah is Oft-Forgiving, Most Merciful. تا سرانجام خدا صادقان را به سبب صدقشان پاداش دهد، و منافقان را اگر بخواهد عذاب کند یا [اگر توبه کنند] توبه آنان را بپذیرد؛ زیرا خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///تا سرانجام خدا صادقان را به سبب صدقشان پاداش دهد، و منافقان را اگر بخواهد عذاب کند یا [اگر توبه کنند] توبه آنان را بپذیرد؛ زیرا خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///تا خدا راستگویان را به سبب راستى گفتارشان پاداش دهد و منافقان را اگر خواهد عذاب کند یا توبه آنها را بپذیرد، که خدا آمرزنده و مهربان است.///تا خدا راستگویان را به خاطر راستى‌شان پاداش دهد، و منافقان را اگر بخواهد عذاب کند یا توبه‌شان را بپذیرد که خدا آمرزنده‌ى مهربان است///تا خدا راستگویان را به [پاداش‌] راستى‌شان پاداش دهد، و منافقان را اگر بخواهد، عذاب کند یا بر ایشان ببخشاید که خدا همواره آمرزنده مهربان است.///تا خداوند صادقان را به خاطر صداقتشان پاداش دهد و منافقان را، اگر بخواهد، عذاب کند، یا [اگر توبه کنند،] لطف خود را بر آنان بازگرداند. زیرا که خداوند آمرزنده‌ى مهربان است.///تا آنکه خدا آن مردان راستگوی (با وفا) را از صدق ایمانشان پاداش نیکو بخشد و منافقان را (به عدل) عذاب کند اگر بخواهد یا (به لطف) توبه‌شان بپذیرد که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///تا خداوند درستکاران را بر وفق درستی‌شان پاداش دهد، و منافقان را اگر خواهد عذاب کند یا از آنان درگذرد، بی‌گمان خداوند آمرزگار مهربان است‌///هدف این است که خداوند صادقان را بخاطر صدقشان پاداش دهد، و منافقان را هرگاه اراده کند عذاب نماید یا (اگر توبه کنند) توبه آنها را بپذیرد؛ چرا که خداوند آمرزنده و رحیم است.///تا پاداش دهد خدا راستگویان را به راستیشان و عذاب کند دورویان را اگر خواهد یا توبه پذیرد از ایشان همانا خدا است آمرزنده مهربان‌///تا خدا راستان را به‌راستیشان پاداش دهد. و منافقان را - اگر بخواهد- عذاب (شان) کند یا بر ایشان برگشت نماید. همواره خدا پوشنده‌ی بسی رحمتگر بر ویژگان بوده است. quran_en_fa And Allah turned back the Unbelievers for (all) their fury: no advantage did they gain; and enough is Allah for the believers in their fight. And Allah is full of Strength, able to enforce His Will. و خدا کافران [شرکت کننده در جنگ خندق] را در حالی که به پیروزی و غنیمت دست نیافتند با خشم و اندوهشان برگرداند، و خدا [سختی و مشقت] جنگ را از مؤمنان برداشت؛ و خدا همواره نیرومند و توانای شکست ناپذیر است.///و خدا کافران [شرکت کننده در جنگ خندق] را در حالی که به پیروزی و غنیمت دست نیافتند با خشم و اندوهشان برگرداند، و خدا [سختی و مشقت] جنگ را از مؤمنان برداشت؛ و خدا همواره نیرومند و توانای شکست ناپذیر است.///خدا کافران کینه‌توز را بازپس زد. اینان به هیچ غنیمتى دست نیافتند. و در کارزار مؤمنان را خدا بسنده است. زیرا خدا پرتوان و پیروزمند است.///و خدا کافران خشمگین را دفع کرد، بى‌آن که به غنیمتى رسیده باشند و خداوند مؤمنان را از جنگ کفایت کرد [و پیروزیشان داد] و خدا قوى شکست ناپذیر است///و خداوند آنان را که کفر ورزیده‌اند، بى‌آنکه به مالى رسیده باشند، به غیظ [و حسرت‌] برگرداند، و خدا [زحمت‌] جنگ را از مؤمنان برداشت، و خدا همواره نیرومند شکست‌ناپذیر است.///و خداوند کافران [شرکت کننده در جنگ خندق‌] را با خشم و اندوهشان برگرداند، بی آن که هیچ خیرى [از پیروزى و غنیمت] به دست آورند و خداوند مؤمنان را از جنگ بى‌نیاز ساخت [و آنان را پیروز کرد] و خداوند همواره توانا و شکست‌ناپذیر است.///و خدا کافران را (در جنگ احزاب) با همان خشم و غضبی که (به مؤمنان) داشتند بی‌آنکه هیچ خیر و غنیمتی به دست آورند ناامید برگردانید و خدا امر جنگ را (به فرستادن باد صرصر و سپاه فرشتگان غیبی) از مؤمنان کفایت فرمود، و خدا بسیار توانا و مقتدر است.///و خداوند کافران را در عین غیظ و غضبشان بازگرداند، که هیچ کامی نیافتند، و خداوند در کارزار مؤمنان را حمایت و کفایت کرد، و خداوند توانای پیروزمند است‌///خدا کافران را با دلی پر از خشم بازگرداند بی‌آنکه نتیجه‌ای از کار خود گرفته باشند؛ و خداوند (در این میدان)، مؤمنان را از جنگ بی‌نیاز ساخت (و پیروزی را نصیبشان کرد)؛ و خدا قوی و شکست‌ناپذیر است!///و بازگردانید خدا آنان را که کفر ورزیدند به خشمشان نرسیدند به خیری و کفایت کرد خدا مؤمنان را از جنگ و خدا است نیرومند عزیز///و خدا آنان را که کفر ورزیدند، با غیظ (و حسرتشان) برگرداند؛ حال آنکه به هیچ خیری نرسیدند. و خدا (خطر) جنگ را از مؤمنان کفایت کرد و خدا همواره نیرومند عزیز بوده‌است. quran_en_fa And those of the People of the Book who aided them - Allah did take them down from their strongholds and cast terror into their hearts. (So that) some ye slew, and some ye made prisoners. و [خدا] کسانی را از اهل کتاب که گروه‌های دشمن را پشتیبانی کردند از قلعه‌های محکم و استوارشان پایین کشید و در دل هایشان ترس و بیم افکند، گروهی را می‌کشتید و گروهی را اسیر می‌کردید،///و [خدا] کسانی را از اهل کتاب که گروه‌های دشمن را پشتیبانی کردند از قلعه‌های محکم و استوارشان پایین کشید و در دل هایشان ترس و بیم افکند، گروهی را می‌کشتید و گروهی را اسیر می‌کردید،///از اهل کتاب آن گروه را که به یاریشان برخاسته بودند از قلعه‌هایشان فرود آورد و در دلهایشان بیم افکند. گروهى را کشتید و گروهى را به اسارت گرفتید.///و کسانى از اهل کتاب را که با [احزاب‌] همپشتى کرده بودند، از دژهایشان به زیر آورد و در دل‌هایشان هراس افکند که گروهى را مى‌کشتید و گروهى را اسیر مى‌کردید///و کسانى از اهل کتاب را که با [مشرکان‌] همپشتى کرده بودند، از دژهایشان به زیر آورد و در دلهایشان هراس افکند: گروهى را مى‌کشتید و گروهى را اسیر مى‌کردید.///و خداوند کسانى از اهل کتاب را که از مشرکان عرب پشتیبانى مى‌کردند، از برج‌ها و قلعه‌هاى مرتفعشان پایین کشید و در دل‌هاى آنان ترس و وحشت افکند، [در نتیجه شما مسلمانان] گروهى [از آن دشمنان] را کشتید و گروهى را اسیر کردید.///و آن گروه اهل کتاب (از یهودان) را که پشتیبان و کمک مشرکان بودند خدا از حصار و سنگرهاشان فرود آورد و در دلشان (از شما مسلمین) ترس افکند تا آنکه گروهی از آنها را به قتل رسانیده و گروهی را اسیر می‌کردید.///و آن عده از اهل کتاب را که از آنان [احزاب/گروه مشرکان همدست‌] پشتیبانی کردند، از برج و باروهاشان فرود آورد و در دلشان هراس افکند، چندانکه گروهی از ایشان را کشتید و گروهی را به اسارت گرفتید///و خداوند گروهی از اهل کتاب [= یهود] را که از آنان [= مشرکان عرب‌] حمایت کردند از قلعه‌های محکمشان پایین کشید و در دلهایشان رعب افکند؛ (و کارشان به جایی رسید که) گروهی را به قتل می‌رساندید و گروهی را اسیر می‌کردید!///و فرود آورد آنان را که پشتیبانیشان کردند از اهل کتاب از کاخهای ایشان و افکند در دلهای آنان هراس را که گروهی را کشتید و برده گرفتید گروهی را///و کسانی از اهل کتاب را که مشرکان پشتیبانی (و با آنان همکاری) کرده بودند، از دژهایشان به زیر آورد و در دل‌هایشان هراس افکند؛ حال آنکه گروهی را می‌کشید و گروهی را اسیر می‌کنید. quran_en_fa And He made you heirs of their lands, their houses, and their goods, and of a land which ye had not frequented (before). And Allah has power over all things. و سرزمینشان و دیار و اموالشان و سرزمینی که به آن قدم نگذاشته بودید به شما میراث داد؛ و خدا بر هر کاری تواناست.///و سرزمینشان و دیار و اموالشان و سرزمینی که به آن قدم نگذاشته بودید به شما میراث داد؛ و خدا بر هر کاری تواناست.///خدا زمین و خانه‌ها و اموالشان و زمینهایى را که بر آنها پاى ننهاده‌اید به شما واگذاشت. و خدا بر هر کارى تواناست.///و زمینشان و خانه‌ها و اموالشان و سرزمینى را که در آن پا نگذاشته بودید، به ارث شما در آورد، و خدا بر هر چیزى تواناست///و زمینشان و خانه‌ها و اموالشان و سرزمینى را که در آن پا ننهاده بودید به شما میراث داد، و خدا بر هر چیزى تواناست.///و سرزمین آنان و خانه‌ها و اموالشان و [نیز] زمینى را که در آن گام ننهاده بودید، در اختیار شما گذاشت و خداوند بر هر کارى تواناست.///و شما را وارث سرزمین و دیار و اموال آنها کرد و نیز سرزمینی را که هیچ بر آن قدم (به جنگ) ننهادید نصیب شما گردانید، و خدا بر هر چیز تواناست.///و سرزمینشان و خانه و کاشانه‌هاشان و مال و منالشان را به شما میراث داد، و نیز سرزمینی را که هنوز پا به آنجا نگذارده بودید، و خداوند بر هر کاری تواناست‌///و زمینها و خانه‌ها و اموالشان را در اختیار شما گذاشت، و (همچنین) زمینی را که هرگز در آن گام ننهاده بودید؛ و خداوند بر هر چیز تواناست!///و ارث داد به شما سرزمین ایشان و خانه‌های ایشان و خواسته‌های ایشان را و سرزمینی را که تاخت نیاوردید بر آن و خداست بر همه چیز توانا///و زمینشان و خانه‌هاشان و اموالشان و سرزمینی را که در آن پا ننهاده بودید، به شما میراث داد. و خدا بر هر چیزی بسیار توانا بوده است. quran_en_fa O Prophet! Say to thy Consorts: "If it be that ye desire the life of this World, and its glitter,- then come! I will provide for your enjoyment and set you free in a handsome manner. ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر شما زندگی دنیا و زیور و زینتش را می‌خواهید بیایید تا برخوردارتان نمایم و با روشی پسندیده رهایتان کنم،///ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر شما زندگی دنیا و زیور و زینتش را می‌خواهید بیایید تا برخوردارتان نمایم و با روشی پسندیده رهایتان کنم،///اى پیامبر، به زنانت بگو: اگر خواهان زندگى دنیا و زینتهاى آن هستید، بیایید تا شما را بهره‌مند سازم و به وجهى نیکو رهایتان کنم؛///اى پیامبر! به همسرانت بگو: اگر خواهان زندگى دنیا و زینت آن هستید، بیایید تا برخوردارتان کنم و به خوشى و نیکى رهایتان سازم///اى پیامبر، به همسرانت بگو: «اگر خواهان زندگى دنیا و زینت آنید، بیایید تا مهرتان را بدهم و [خوش و] خرم شما را رها کنم.///اى پیامبر! به همسرانت بگو: «اگر شما زندگى دنیا و زینت [و زیور] آن را مى‌خواهید، بیایید تا شما را [با پرداخت مهریه‌هایتان] بهره‌مند سازم و به وجهى نیکو [بدون قهر و خشونت] رهایتان کنم.///ای پیغمبر (گرامی) با زنان خود بگو که اگر شما زندگانی با زیب و زیور دنیا را طالبید بیایید تا من مهر شما را پرداخته و همه را به خوبی و خرسندی طلاق دهم.///ای پیامبر به همسرانت بگو اگر زندگانی دنیا و تجمل آن را می‌خواهید پس بیایید تا بهره‌مندتان سازم و به رهایشی نیکو رهایتان کنم‌///ای پیامبر! به همسرانت بگو: «اگر شما زندگی دنیا و زرق و برق آن را می‌خواهید بیایید با هدیه‌ای شما را بهره‌مند سازم و شما را بطرز نیکویی رها سازم!///ای پیمبر بگو به زنان خویشتن اگر خواهان زندگانی دنیا و زیور آنید پس بیائید بهره‌مند سازم شما را و رها سازم شما را رهاکردنی نیکو///هان ای پیامبر برجسته! به همسرانت بگو: «اگر خواهان زندگی دنیا و زینت آن بوده‌اید، بیایید تا مهرهاتان را - با فزونی بر آن - به شما ببخشایم و شما را زیبنده (خوش و خرم) رها و آزاد کنم. quran_en_fa But if ye seek Allah and His Messenger, and the Home of the Hereafter, verily Allah has prepared for the well-doers amongst you a great reward. و اگر خدا و پیامبر او و سرای آخرت را می‌خواهید، پس خدا یقینا برای نیکوکاران شما پاداشی بزرگ آماده کرده است.///و اگر خدا و پیامبر او و سرای آخرت را می‌خواهید، پس خدا یقینا برای نیکوکاران شما پاداشی بزرگ آماده کرده است.///و اگر خواهان خدا و پیامبر او و سراى آخرت هستید، خدا به نیکوکارانتان پاداشى بزرگ خواهد داد.///و اگر خواستار خدا و فرستاده‌ى وى و سراى آخرتید، به راستى خدا براى نیکوکاران شما پاداش بزرگى مهیا کرده است///و اگر خواستار خدا و فرستاده وى و سراى آخرتید، پس به راستى خدا براى نیکوکاران شما پاداش بزرگى آماده گردانیده است.///و اگر خدا و رسولش و سراى آخرت را مى‌خواهید، پس [بدانید که] قطعا خدا براى نیکوکارانتان پاداش بزرگى آماده کرده است.»///و اگر طالب خدا و رسول و مشتاق دار آخرت هستید همانا خدا برای نیکوکاران از شما زنان (در قیامت) اجر عظیم آماده کرده است.///و اگر خداوند و پیامبر او و سرای آخرت را می‌خواهید بدانید که خداوند از برای نیکوکاران شما پاداشی بزرگ آماده ساخته است‌///و اگر شما خدا و پیامبرش و سرای آخرت را می‌خواهید، خداوند برای نیکوکاران شما پاداش عظیمی آماده ساخته است.»///و اگر خواستار خدا و پیمبرش و خانه آخرت باشید پس خدا آماده کرده است برای نکوکاران از شما پاداشی بزرگ را///و اگر خواستار خدا و فرستاده‌ی وی و سرای آخرت بوده‌اید، بی‌گمان خدا برای نیکوکارانتان پاداش بزرگی آماده کرده است. quran_en_fa O Consorts of the Prophet! If any of you were guilty of evident unseemly conduct, the Punishment would be doubled to her, and that is easy for Allah. ای همسران پیامبر! هرکس از شما کار بسیار زشت آشکاری مرتکب شود [قطعا پیوند همسری با پیامبر به او مصونیت نمی‌دهد، بلکه] عذاب برای او دو چندان خواهد شد، و این [کار] بر خدا آسان است.///ای همسران پیامبر! هرکس از شما کار بسیار زشت آشکاری مرتکب شود [قطعا پیوند همسری با پیامبر به او مصونیت نمی‌دهد، بلکه] عذاب برای او دو چندان خواهد شد، و این [کار] بر خدا آسان است.///اى زنان پیامبر، هر کس از شما مرتکب کار زشت در خور عقوبت شود، خدا عذاب او را دو برابر مى‌کند. و این بر خدا آسان است.///اى همسران پیامبر! هر کس از شما مبادرت به کار زشت آشکارى کند، عذابش دو چندان خواهد بود و این بر خداوند آسان است///اى همسران پیامبر، هر کس از شما مبادرت به کار زشت آشکارى کند، عذابش دو چندان خواهد بود؛ و این بر خدا همواره آسان است.///اى همسران پیامبر! هر کس از شما کار زشت [و گناهى] آشکار مرتکب شود، عذابش دو چندان خواهد بود و این [کار] براى خدا آسان است.///ای زنان پیغمبر، از شما هر که به کار ناروای آشکاری دانسته اقدام کند او را دو برابر دیگران عذاب کنند و این بر خدا سهل و آسان است.///بگو ای زنان پیامبر هر کس از شما مرتکب کار ناشایست آشکار شود، عذاب او دوچندان می‌شود و این امر بر خداوند آسان است‌///ای همسران پیامبر! هر کدام از شما گناه آشکار و فاحشی مرتکب شود، عذاب او دوچندان خواهد بود؛ و این برای خدا آسان است.///ای زنان پیمبر هر کس از شما فحشایی (ناشایستی) آشکار آرد افزوده شود برایش شکنجه به دو برابر و همانا آن است بر خدا آسان‌///ای زنان پیامبر برجسته! هر کس از شما مبادرت به کار زشت نمایانگری کند، عذابش دو چندان خواهد شد. و این بر خدا آسان بوده‌است. quran_en_fa But any of you that is devout in the service of Allah and His Messenger, and works righteousness,- to her shall We grant her reward twice: and We have prepared for her a generous Sustenance. و هرکس از شما برای خدا و پیامبرش اطاعت خاضعانه کند و کار شایسته انجام دهد، پاداشش را دو برابر به او می‌دهیم و برای او رزقی نیکو و با ارزش آماده کرده‌ایم.///و هرکس از شما برای خدا و پیامبرش اطاعت خاضعانه کند و کار شایسته انجام دهد، پاداشش را دو برابر به او می‌دهیم و برای او رزقی نیکو و با ارزش آماده کرده‌ایم.///و هر کس از شما که به فرمانبردارى خدا و پیامبرش مداومت ورزد و کارى شایسته کند، دو بار به او پاداش دهیم. و براى او رزقى کرامند آماده کرده‌ایم.///و هر کس از شما براى خدا و رسولش، فروتنى و تسلیم پیشه کند و کار شایسته انجام دهد، پاداش او را دو چندان مى‌دهیم و برایش روزى کریمانه‌اى فراهم ساخته‌ایم///و هر کس از شما خدا و فرستاده‌اش را فرمان برد و کار شایسته کند، پاداشش را دو چندان مى‌دهیم و برایش روزى نیکو فراهم خواهیم ساخت.///و هر کس از شما نیز که از خدا و رسولش فروتنانه فرمان برد و کار شایسته کند، پاداش او را دو بار خواهیم داد و برایش روزى کریمانه و پرارزشى فراهم کرده‌ایم.///و هر که از شما مطیع فرمان خدا و رسول باشد و نیکوکار شود پاداشش را دو بار عطا کنیم و برای او روزی بسیار نیکو (در بهشت ابد) مهیا سازیم.///و هر کس از شما در برابر خداوند و پیامبرش فروتنی و تسلیم پیشه کند، و کار شایسته پیش گیرد، پاداش او را دوبار [/دو چندان‌] می‌دهیم، و برای او روزی ارزشمند فراهم سازیم‌///و هر کس از شما برای خدا و پیامبرش خضوع کند و عمل صالح انجام دهد، پاداش او را دو چندان خواهیم ساخت، و روزی پرارزشی برای او آماده کرده‌ایم.///و آنکه فروتنی کند از شما برای خدا و پیمبرش و کرداری شایسته کند دهیمش مزدش را دوبار و آماده کردیم برای او روزیی گرامی را///و هر کس از شما برای خدا و رسولش، (تداوم در) خشوع داشته باشد و عمل شایسته (ی خشوع) انجام دهد، اجرش را دو چندان می‌دهیم و برایش روزی فراوانی آماده می‌سازیم. quran_en_fa O Consorts of the Prophet! Ye are not like any of the (other) women: if ye do fear (Allah), be not too complacent of speech, lest one in whose heart is a disease should be moved with desire: but speak ye a speech (that is) just. ای همسران پیامبر! شما اگر پرهیزکاری پیشه کنید [از نظر منزلت و موقعیت] مانند هیچ یک از زنان نیستید، پس در گفتار خود، نرمی و طنازی [چنانکه عادت بیشتر زنان است] نداشته باشید تا کسی که بیمار دل است طمع کند، و سخن پسندیده و شایسته گویید.///ای همسران پیامبر! شما اگر پرهیزکاری پیشه کنید [از نظر منزلت و موقعیت] مانند هیچ یک از زنان نیستید، پس در گفتار خود، نرمی و طنازی [چنانکه عادت بیشتر زنان است] نداشته باشید تا کسی که بیمار دل است طمع کند، و سخن پسندیده و شایسته گویید.///اى زنان پیامبر، شما همانند دیگر زنان نیستید، اگر از خدا بترسید. پس به نرمى سخن مگویید تا آن مردى که در قلب او مرضى هست به طمع افتد. و سخن پسندیده بگویید.///اى همسران پیامبر! شما مانند هیچ یک از دیگر زنان نیستید، اگر تقوا پیشه مى‌کنید، پس به ناز سخن مگویید، تا آن کس که در دلش بیمارى است طمع ورزد و سخن به متعارف گویید///اى همسران پیامبر، شما مانند هیچ یک از زنان [دیگر] نیستید، اگر سر پروا دارید پس به ناز سخن مگویید تا آنکه در دلش بیمارى است طمع ورزد؛ و گفتارى شایسته گویید.///اى همسران پیامبر! شما اگر پرهیزکارى پیشه کنید [از نظر منزلت و موقعیت‌] مانند هیچ یک از زنان نیستید، پس به نرمى و کرشمه سخن نگویید، تا [مبادا] آن که در دلش بیمارى است، طمع کند و نیکو و شایسته سخن بگویید.///ای زنان پیغمبر، شما مانند دیگر زنان نیستید (بلکه مقامتان رفیع‌تر است) اگر خدا ترس و پرهیزکار باشید، پس زنهار نازک و نرم (با مردان) سخن مگویید مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد (بلکه متین) و درست و نیکو سخن گویید.///ای زنان پیامبر شما همانند هیچ یک از زنان نیستید [و برتر و مسؤول‌ترید]، اگر تقوا پیشه کنید پس در سخن نرمی نکنید که فرد بیماردل به طمع [خام‌] افتد، و به نیکی [و سنجیدگی‌] سخن گویید///ای همسران پیامبر! شما همچون یکی از زنان معمولی نیستید اگر تقوا پیشه کنید؛ پس به گونه‌ای هوس‌انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید!///ای زنان پیمبر نیستید شما مانند یکی از زنان اگر می‌ترسید خدا را پس نرمی نشان ندهید در گفتار تا امید بندد آنکه در دلش بیماریی است و بگوئید گفتاری نکو را///ای زنان پیامبر برجسته! اگر سر پروا دارید، شما مانند هیچ یک از زنان (دیگر) نیستید. پس به عشوه و ناز سخن مگویید، تا آنکه در دلش بیماری (شهوت) است طمع ورزد؛ و (با نامحرمان) گفتاری شناخته شده (در جو ایمان) بگویید. quran_en_fa And stay quietly in your houses, and make not a dazzling display, like that of the former Times of Ignorance; and establish regular Prayer, and give regular Charity; and obey Allah and His Messenger. And Allah only wishes to remove all abomination from you, ye members of the Family, and to make you pure and spotless. و در خانه هایتان قرار و آرام گیرید، و [در میان نامحرمان و کوچه و بازار] مانند زنان دوران جاهلیت پیشین [که برای خودنمایی با زینت و آرایش و بدون پوشش در همه جا ظاهر می‌شدند] ظاهر نشوید، و نماز را برپا دارید و زکات بدهید، و خدا و پیامبرش را اطاعت کنید، جز این نیست که همواره خدا می‌خواهد هرگونه پلیدی را از شما اهل بیت [که به روایت شیعه و سنی محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام اند] برطرف نماید، و شما را چنان که شایسته است [از همه گناهان و معاصی] پاک و پاکیزه گرداند.///و در خانه هایتان قرار و آرام گیرید، و [در میان نامحرمان و کوچه و بازار] مانند زنان دوران جاهلیت پیشین [که برای خودنمایی با زینت و آرایش و بدون پوشش در همه جا ظاهر می‌شدند] ظاهر نشوید، و نماز را برپا دارید و زکات بدهید، و خدا و پیامبرش را اطاعت کنید، جز این نیست که همواره خدا می‌خواهد هرگونه پلیدی را از شما اهل بیت [که به روایت شیعه و سنی محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام اند] برطرف نماید، و شما را چنان که شایسته است [از همه گناهان و معاصی] پاک و پاکیزه گرداند.///و در خانه‌هاى خود بمانید. و چنان که در زمان پیشین جاهلیت مى‌کردند، زینتهاى خود را آشکار مکنید. و نماز بگزارید و زکات بدهید و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید. اى اهل بیت، خدا مى‌خواهد پلیدى را از شما دور کند و شما را پاک دارد.///و در خانه‌هایتان بنشینید، و مانند روزگار جاهلیت قدیم، با خودنمایى ظاهر نشوید، و نماز به پا دارید و زکات بدهید، و خدا و رسولش را اطاعت کنید. جز این نیست که خدا مى‌خواهد آلودگى را از شما اهل بیت بزداید و شما را کاملا پاکیزه گرداند///و در خانه‌هایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینتهاى خود را آشکار مکنید و نماز برپا دارید و زکات بدهید و خدا و فرستاده‌اش را فرمان برید. خدا فقط مى‌خواهد آلودگى را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند.///و [اى همسران پیامبر!] در خانه‌هاى خود قرار گیرید و همچون دوران جاهلیت نخستین، با خودآرایى ظاهر نشوید [و زینت‌هاى خود را آشکار نکنید] و نماز را برپا دارید و زکات بدهید و از خدا و رسولش اطاعت کنید. همانا خداوند اراده کرده است که هرگونه پلیدى را از شما اهل بیت دور کند و شما را [از همه آلودگی‌ها و گناهان‌] کاملا پاک و پاکیزه گرداند.///و در خانه‌هایتان بنشینید و آرام گیرید (و بی‌حاجت و ضرورت از منزل بیرون نروید) و مانند دوره جاهلیت پیشین با آرایش و خود آرایی بیرون نیایید، و نماز به پا دارید و زکات (مال به فقیران) بدهید و از امر خدا و رسول اطاعت کنید. خدا چنین می‌خواهد که هر رجس و آلایشی را از شما خانواده (نبوت) ببرد و شما را از هر عیب پاک و منزه گرداند (ذیل آیه موافق اخبار شیعه و اهل سنت راجع به شخص پیغمبر و علی و فاطمه و حسنین علیهم السلام است و اگر راجع به زنان پیغمبر بود بایستی ضمیر مؤنث-عنکن-ذکر شود و به سیاق جمل صدر آیه باشد).///و در خانه‌هایتان قرار و آرام گیرید و همانند زینت‌نمایی روزگار جاهلیت پیشین، زینت‌نمایی نکنید، و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و از خداوند و پیامبر او اطاعت کنید، همانا خداوند می‌خواهد که از شما اهل بیت هر پلیدی [احتمالی / شک و شبهه‌] را بزداید، و شما را چنانکه باید و شاید پاکیزه بدارد///و در خانه‌های خود بمانید، و همچون دوران جاهلیت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید، و نماز را برپا دارید، و زکات را بپردازید، و خدا و رسولش را اطاعت کنید؛ خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد.///و بیارمید در خانه‌های خویش و خودنمائی نکنید مانند خودنمائی جاهلیت نخستین (پیکر خود را آشکار نسازید) و بپای دارید نماز را و بدهید زکات را و فرمانبرداری کنید از خدا و پیمبرش جز این نیست که خواهد خدا دور کند از شما چرک (پلیدی) را ای اهل خانه و پاک سازد شما را پاک ساختنی‌///و در خانه‌هایتان با وقار قرار گیرید و مانند روزگاران جاهلیت نخستین، زینت‌های خود را آشکارا مسازید و نماز بر پا دارید و زکات بدهید و خدا و فرستاده‌اش را فرمان برید. خدا فقط می‌خواهد هرگونه آلودگی را از شما (مردان) خاندان (رسالت) بزداید و شما را به گونه‌ای ویژه پاکیزه گرداند. quran_en_fa And recite what is rehearsed to you in your homes, of the Signs of Allah and His Wisdom: for Allah understands the finest mysteries and is well-acquainted (with them). [ای همسران پیامبر!] و آنچه را از آیات خدا و حکمت در خانه‌های شما می‌خوانند به یاد داشته باشید؛ یقینا خدا لطیف و آگاه است.///[ای همسران پیامبر!] و آنچه را از آیات خدا و حکمت در خانه‌های شما می‌خوانند به یاد داشته باشید؛ یقینا خدا لطیف و آگاه است.///آنچه را در خانه‌هایتان از آیات خدا و حکمت تلاوت مى‌شود، یاد کنید، که خدا باریک‌بین و آگاه است.///و آنچه را که از آیات خدا و حکمت در خانه‌هاى شما خوانده مى‌شود یاد کنید بى‌تردید خداوند دقیق و آگاه است///و آنچه را که از آیات خدا و [سخنان‌] حکمت‌ [آمیز] در خانه‌هاى شما خوانده مى‌شود یاد کنید. در حقیقت، خدا همواره دقیق و آگاه است.///و [اى همسران پیامبر!] آنچه را که از آیات خدا و حکمت در خانه‌هایتان تلاوت مى‌شود، یاد کنید. همانا خداوند [نسبت به شما] داراى لطف و [از کارهاى شما] آگاه است.///و از آن همه آیات الهی و حکمتی که در خانه‌های شما تلاوت می‌شود متذکر شوید (و پند گیرید، و بدانید) که همانا خدا را (به خلق) لطف و مهربانی است و (به حال همه) آگاه است.///و هر آنچه از آیات الهی و حکمت که در خانه‌های شما خوانده می‌شود، در یاد گیرید، خداوند باریک‌بین آگاه است‌///آنچه را در خانه‌های شما از آیات خداوند و حکمت و دانش خوانده می‌شود یاد کنید؛ خداوند لطیف و خبیر است!///و یادآرید آنچه را خوانده می‌شود در خانه‌های شما از آیتهای خدا و حکمت همانا خداوند است تیزبین کارآگاه‌///و آنچه را که از آیات خدا و (سخنان) حکمت (آمیز) ش در خانه‌های شما خوانده می‌شود، یاد کنید. همواره خدا دقیق بسیار آگاه بوده است. quran_en_fa For Muslim men and women,- for believing men and women, for devout men and women, for true men and women, for men and women who are patient and constant, for men and women who humble themselves, for men and women who give in Charity, for men and women who fast (and deny themselves), for men and women who guard their chastity, and for men and women who engage much in Allah's praise,- for them has Allah prepared forgiveness and great reward. مسلما خدا برای مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان، و مردان و زنان عبادت پیشه، و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شکیبا، و مردان و زنان فروتن، و مردان و زنان صدقه دهنده، و مردان و زنان روزه دار، و مردان و زنان حفظ کننده خود از پلیدی‌های جنسی، و مردان و زنانی که بسیار یاد خدا می‌کنند، آمرزش و پاداشی بزرگ آماده کرده است.///مسلما خدا برای مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان، و مردان و زنان عبادت پیشه، و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شکیبا، و مردان و زنان فروتن، و مردان و زنان صدقه دهنده، و مردان و زنان روزه دار، و مردان و زنان حفظ کننده خود از پلیدی‌های جنسی، و مردان و زنانی که بسیار یاد خدا می‌کنند، آمرزش و پاداشی بزرگ آماده کرده است.///خدا براى مردان مسلمان و زنان مسلمان و مردان مؤمن و زنان مؤمن و مردان اهل طاعت و زنان اهل طاعت و مردان راستگوى و زنان راستگوى و مردان شکیبا و زنان شکیبا و مردان خداى ترس و زنان خداى‌ترس و مردان صدقه‌دهنده و زنان صدقه‌دهنده و مردان روزه‌دار و زنان روزه‌دار و مردانى که شرمگاه خود حفظ مى‌کنند و زنانى که شرمگاه خود حفظ مى‌کنند و مردانى که خدا را فراوان یاد مى‌کنند و زنانى که خدا را فراوان یاد مى‌کنند، آمرزش و مزدى بزرگ آماده کرده است.///بى‌گمان، مردان و زنان مسلمان، و مردان و زنان با ایمان، و مردان و زنان اطاعت پیشه، و مردان و زنان راستگو، و مردان و زنان شکیبا، و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقه دهنده، و مردان و زنان روزه‌دار، و مردان و زنان پاکدامن، و مردان و زنانى که خدا را///مردان و زنان مسلمان، و مردان و زنان با ایمان، و مردان و زنان عبادت‌پیشه، و مردان و زنان راستگو، و مردان و زنان شکیبا، و مردان و زنان فروتن، و مردان و زنان صدقه‌دهنده، و مردان و زنان روزه‌دار، و مردان و زنان پاکدامن، و مردان و زنانى که خدا را فراوان یاد مى‌کنند، خدا براى [همه‌] آنان آمرزشى و پاداشى بزرگ فراهم ساخته است.///مردان مسلمان و زنان مسلمان و مردان باایمان و زنان باایمان و مردان مطیع خدا و زنان مطیع خدا و مردان راستگو و زنان راستگو و مردان شکیبا و زنان شکیبا و مردان فروتن و زنان فروتن و مردان انفاق‌گر و زنان انفاق‌گر و مردان روزه‌دار و زنان روزه‌دار و مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانى که خدا را بسیار یاد مى‌کنند و زنانى که بسیار به یاد خدا هستند، خداوند براى [همه‌ى] آنان آمرزش و پاداشى گرانقدر و بزرگ آماده کرده است.///همانا کلیه مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان و مردان و زنان اهل طاعت و عبادت و مردان و زنان راستگوی و مردان و زنان صابر و مردان و زنان خدا ترس خاشع و مردان و زنان خیر خواه مسکین نواز و مردان و زنان روزه‌دار و مردان و زنان با حفاظ خوددار از تمایلات حرام و مردان و زنانی که یاد خدا بسیار کنند، بر همه آنها خدا مغفرت و پاداشی بزرگ مهیا ساخته است..///بی‌گمان مردان و زنان مسلمان، و مردان و زنان مؤمن، و مردان و زنان فرمانبر، و مردان و زنان درستکار، و مردان و زنان شکیبا، و مردان و زنان فروتن، و مردان و زنان صدقه‌بخش، و مردان و زنان روزه‌دار، و مردان و زنان پاکدامن، و مردان و زنانی که خداوند را بسیار یاد می‌کنند، خداوند برای همگیشان آمرزش و پاداشی بزرگ آماده ساخته است‌///به یقین، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده، مردان روزه‌دار و زنان روزه‌دار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانی که بسیار به یاد خدا هستند و زنانی که بسیار یاد خدا می‌کنند، خداوند برای همه آنان مغفرت و پاداش عظیمی فراهم ساخته است.///همانا مردان مسلمان و زنان مسلمان و مردان مؤمن و زنان مؤمن و مردان فروتن و زنان فروتن و مردان راستگو و زنان راستگو و مردان شکیبا و زنان شکیبا و مردان نرم‌دل و زنان نرم‌دل و مردان بخشنده و زنان بخشنده و مردان روزه‌دار و زنان روزه‌دار و مردانی که فرجهای خود را نگه دارند و زنان نگهدارنده و مردانی که یاد خدا بسیار کنند و زنان یادکننده آماده کرده است خدا برای ایشان آمرزشی و پاداشی بزرگ را///به‌راستی مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان باایمان و مردان و زنان خاضع و مردان و زنان راستین و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان خاشع و مردان و زنان صدقه‌دهنده (ی مال و جانشان) و مردان و زنان روزه‌دار و مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانی که خدا را فراوان یاد می‌کنند، خدا برای (همه‌ی) آنان پوشش و پاداشی بزرگ فراهم ساخته است. quran_en_fa It is not fitting for a Believer, man or woman, when a matter has been decided by Allah and His Messenger to have any option about their decision: if any one disobeys Allah and His Messenger, he is indeed on a clearly wrong Path. و هیچ مرد و زن مؤمنی را نرسد هنگامی که خدا و پیامبرش کاری را حکم کنند برای آنان در کار خودشان اختیار باشد؛ و هرکس خدا و پیامبرش را نافرمانی کند یقینا به صورتی آشکار گمراه شده است.///و هیچ مرد و زن مؤمنی را نرسد هنگامی که خدا و پیامبرش کاری را حکم کنند برای آنان در کار خودشان اختیار باشد؛ و هرکس خدا و پیامبرش را نافرمانی کند یقینا به صورتی آشکار گمراه شده است.///هیچ مرد مؤمن و زن مؤمنى را نرسد که چون خدا و پیامبرش در کارى حکمى کردند آنها را در آن کارشان اختیارى باشد. هر که از خدا و پیامبرش نافرمانى کند سخت در گمراهى افتاده است.///و هیچ مرد و زن مؤمنى را نرسد که چون خدا و رسولش به کارى حکم دهند، براى آنها در کارشان اختیارى باشد. و هر کس خدا و رسولش را نافرمانى کند، قطعا دچار گمراهى آشکارى گردیده است///و هیچ مرد و زن مؤمنى را نرسد که چون خدا و فرستاده‌اش به کارى فرمان دهند، براى آنان در کارشان اختیارى باشد؛ و هر کس خدا و فرستاده‌اش را نافرمانى کند قطعا دچار گمراهى آشکارى گردیده است.///و هیچ مرد و زن باایمانى حق ندارد هنگامى که خدا و پیامبرش کارى را حکم کنند، از سوى خود امر دیگرى را اختیار کند. و هر کس خدا و پیامبرش را نافرمانى نماید، پس بی‌شک به گمراهى آشکارى گرفتار شده است.///و هیچ مرد و زن مؤمنی را در کاری که خدا و رسول حکم کنند اراده و اختیاری نیست (که رأی خلافی اظهار نمایند) و هر کس نافرمانی خدا و رسول او کند دانسته به گمراهی سختی افتاده است (پیغمبر زینب دختر عمه‌اش را به زید، غلام آزاد کرده خود تزویج کرد و زینب گفت: من از اشراف قریشم غلامی را به شوهری نپذیرم. این آیه نازل شد و پذیرفت).///و هیچ مرد و زن مؤمنی را نرسد که چون خداوند و پیامبرش امری را مقرر دارند، آنان را در کارشان اختیار [و چون و چرایی‌] باشد، و هر کس از [امر] خداوند و پیامبر او سرپیچی کند در گمراهی آشکاری افتاده است‌///هیچ مرد و زن با ایمانی حق ندارد هنگامی که خدا و پیامبرش امری را لازم بدانند، اختیاری (در برابر فرمان خدا) داشته باشد؛ و هر کس نافرمانی خدا و رسولش را کند، به گمراهی آشکاری گرفتار شده است!///و نرسد مرد مؤمن و نه زن مؤمنی را که هر گاه بگذارند خدا و پیمبرش کاری را آنکه باشد برای ایشان اختیاری در کار خویش و آنکه سر از فرمان خدا و پیمبرش برتابد همانا گمراه شده است گمراهی آشکار///و برای هیچ مرد مؤمن و نه زن مؤمنی (شایسته) نبوده است، هنگامی که خدا و رسولش امری حتمی (به ایشان) فرماید، برایشان از کار (پنهان و آشکار) شان اختیاری باشد؛ و هر کس خدا و فرستاده‌اش را نافرمانی کند، همواره دچار گمراهی آشکارگری گردیده است. quran_en_fa Behold! Thou didst say to one who had received the grace of Allah and thy favour: "Retain thou (in wedlock) thy wife, and fear Allah." But thou didst hide in thy heart that which Allah was about to make manifest: thou didst fear the people, but it is more fitting that thou shouldst fear Allah. Then when Zaid had dissolved (his marriage) with her, with the necessary (formality), We joined her in marriage to thee: in order that (in future) there may be no difficulty to the Believers in (the matter of) marriage with the wives of their adopted sons, when the latter have dissolved with the necessary (formality) (their marriage) with them. And Allah's command must be fulfilled. و [یاد کن] زمانی را که به آن شخص که خدا به او نعمت [اسلام] بخشیده بود، و تو هم [با آزاد کردنش از طوق بردگی] به او احسان کرده بودی، می‌گفتی: همسرت را برای خود نگه دار و از خدا پروا کن. و تو در باطن خود چیزی را [چون فرمان خدا به ازدواج با مطلقه او] پنهان می‌داشتی که خدا آشکار کننده آن بود [تا برای مردم در ازدواج مطلقه پسر خوانده هایشان ممنوعیت و مشکلی نباشد] و [برای بیان فرمان خدا نسبت به مشروعیت ازدواج مطلقه پسر خوانده] از مردم می‌ترسیدی و در حالی که خدا سزاوارتر بود که از او بترسی، پس هنگامی که «زید» نیاز خود را از همسرش به پایان برد [و او را طلاق داد] وی را به همسری تو درآوردیم تا برای مؤمنان نسبت به ازدواج با همسران پسر خوانده هایشان زمانی که نیازشان را از آنان به پایان برده باشند سختی و حرجی نباشد؛ و همواره فرمان خدا شدنی است.///و [یاد کن] زمانی را که به آن شخص که خدا به او نعمت [اسلام] بخشیده بود، و تو هم [با آزاد کردنش از طوق بردگی] به او احسان کرده بودی، می‌گفتی: همسرت را برای خود نگه دار و از خدا پروا کن. و تو در باطن خود چیزی را [چون فرمان خدا به ازدواج با مطلقه او] پنهان می‌داشتی که خدا آشکار کننده آن بود [تا برای مردم در ازدواج مطلقه پسر خوانده هایشان ممنوعیت و مشکلی نباشد] و [برای بیان فرمان خدا نسبت به مشروعیت ازدواج مطلقه پسر خوانده] از مردم می‌ترسیدی و در حالی که خدا سزاوارتر بود که از او بترسی، پس هنگامی که «زید» نیاز خود را از همسرش به پایان برد [و او را طلاق داد] وی را به همسری تو درآوردیم تا برای مؤمنان نسبت به ازدواج با همسران پسر خوانده هایشان زمانی که نیازشان را از آنان به پایان برده باشند سختی و حرجی نباشد؛ و همواره فرمان خدا شدنی است.///و تو، به آن مرد که خدا نعمتش داده بود و تو نیز نعمتش داده بودى، گفتى: زنت را براى خود نگه‌دار و از خداى بترس. در حالى که در دل خود آنچه را خدا آشکار ساخت مخفى داشته بودى و از مردم مى‌ترسیدى، حال آنکه خدا از هر کس دیگر سزاوارتر بود که از او بترسى. پس چون زید از او حاجت خویش بگزارد، به همسرى تواش درآوردیم تا مؤمنان را در زناشویى با زنان فرزند خواندگان خود، اگر حاجت خویش از او بگزارده باشند، منعى نباشد. و حکم خداوند شدنى است.///و آن‌گاه که به آن کس که خدا نعمتش داده بود و تو در حق او احسان کرده بودى [فرزند خوانده‌ات زید]، گفتى: همسرت را نگاه دار و از خدا پروا بدار، و چیزى را که خدا عیان کننده‌ى آن بود در ضمیر خویش نهان مى‌داشتى، و از مردم مى‌ترسیدى، و خدا سزاوارتر است که ا///و آنگاه که به کسى که خدا بر او نعمت ارزانى داشته بود و تو [نیز] به او نعمت داده بودى، مى‌گفتى: «همسرت را پیش خود نگاه دار و از خدا پروا بدار» و آنچه را که خدا آشکارکننده آن بود، در دل خود نهان مى‌کردى و از مردم مى‌ترسیدى، با آنکه خدا سزاوارتر بود که از او بترسى. پس چون زید از آن [زن‌] کام برگرفت [و او را ترک گفت‌] وى را به نکاح تو درآوردیم تا [در آینده‌] در مورد ازدواج مؤمنان با زنان پسرخواندگانشان -چون آنان را طلاق گفتند- گناهى نباشد، و فرمان خدا صورت اجرا پذیرد.///و زمانى که به [زید بن حارثه،] کسى که خداوند بر او نعمت [اسلام و ایمان] داده بود و تو [نیز] به او نعمت [آزادى] داده بودى، مى‌گفتى: همسرت را نگاه دار [و او را طلاق مده،] و از خدا پروا کن!» و در دلت چیزى را پنهان مى‌داشتى که خداوند آن را آشکار مى‌کند. [و آن، فرمان خدا به ازدواج با مطلقه‌ی او بود.] و از مردم مى‌ترسیدى [که بگویند با همسر پسرخوانده‌اش ازدواج کرده]؛ در حالى که خداوند سزاوارتر است که از او بترسى. پس چون دوران کامیابى زید از همسرش پایان یافت [و از او جدا شد]، ما او را به همسرى تو درآوردیم تا در مورد ازدواج مؤمنان با زنان پسرخوانده‌هایشان هنگامى که طلاق گیرند، مشکلى نباشد. و فرمان خداوند همواره انجام­شدنى است.///و (یاد کن) وقتی که با آن کس که خدایش نعمت اسلام بخشید و تواش نعمت آزادی (یعنی زید بن حارثه، به نصیحت) می‌گفتی برو زن خود را نگه دار و از خدا بترس (و طلاقش مده)، و آنچه در دل پنهان می‌داشتی (که زینب را بگیری و حرمت ازدواج با زن پسر خوانده را که در جاهلیت بود منسوخ کنی) خدا می‌خواست آشکار سازد و تو از (مخالفت و سرزنش) خلق می‌ترسیدی و از خدا سزاوارتر بود بترسی. پس (بدین غرض) چون زید از آن زن کام دل گرفت (و طلاقش داد) او را ما به نکاح تو در آوردیم تا مؤمنان در نکاح زنان پسرخوانده خود که از آنها کامیاب شدند (و طلاق دادند) بر خویش حرج و گناهی نپندارند، و فرمان خدا انجام شدنی است.///چنین بود که به کسی که هم خداوند و هم خود تو در حق او نیکی کرده بودید، گفتی که همسرت را نزد خویش نگهدار [و طلاق مده‌] و از خداوند پروا کن و چیزی را در دل خود پنهان داشتی که خداوند آشکارکننده آن بود، و از مردم بیم داشتی، و حال آنکه خداوند سزاوارتر است به اینکه از او بیم داشته باشی، آنگاه چون زید از او حاجت خویش برآورد، او را به همسری تو درآوردیم، تا برای مؤمنان در مورد همسران پسر خواندگانشان -به ویژه آنگاه که از اینان حاجت خویش را برآورده باشندمحظوری نباشد، و امر الهی انجام یافتنی است‌///(به خاطر بیاور) زمانی را که به آن کس که خداوند به او نعمت داده بود و تو نیز به او نعمت داده بودی [به فرزند خوانده‌ات «زید»] می‌گفتی: «همسرت را نگاه‌دار و از خدا بپرهیز!» (و پیوسته این امر را تکرار می‌کردی)؛ و در دل چیزی را پنهان می‌داشتی که خداوند آن را آشکار می‌کند؛ و از مردم می‌ترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر است که از او بترسی! هنگامی که زید نیازش را از آن زن به سرآورد (و از او جدا شد)، ما او را به همسری تو درآوردیم تا مشکلی برای مؤمنان در ازدواج با همسران پسر خوانده‌هایشان -هنگامی که طلاق گیرند- نباشد؛ و فرمان خدا انجام شدنی است (و سنت غلط تحریم این زنان باید شکسته شود).///و هنگامی که می‌گفتی بدان که نعمت داده بود خدا بدو و نعمت داده بودی تو بدو نگهدار نزد خویش همسر خود را و بترس خدا را و نهان می‌داشتی نزد خود آنچه خدا است آشکارکننده آن و می‌ترسیدی مردم را و خدا سزاوارتر است که بترسیش تا گاهی که بگذرانید زید از آن زن حاجت را همسر تو گردانیدیمش تا نباشد بر مؤمنان سخت‌گیریی در زنان پسرخواندگانشان گاهی که بگذرانند از آنان حاجت را و بوده است کار خدا شدنی‌///و چون به کسی که خدا بر (سروسامان) او نعمتی داده و تو (نیز) به او نعمتی دادی، می‌گویی: «همسرت را نزدت نگهدار و از خدا پروا بدار.» و آنچه را که خدا آشکارکننده‌ی آن است در دل خود نهان می‌کنی، و از مردم پروا می‌داری، با آنکه خدا سزاوارتر بود که از او پروا بداری. پس چون زید از آن زن کام برگرفت (و عده‌‌ی همسرش سر رسید) تو را به همسری او درآوردیم، تا بر مؤمنان در ازدواجشان با زنان پسرخواندگانشان - هرگاه از آنان کام برگرفتند و ترک گفتند- هرگز تنگنایی نباشد و فرمان خدا انجام شده بوده است. quran_en_fa There can be no difficulty to the Prophet in what Allah has indicated to him as a duty. It was the practice (approved) of Allah amongst those of old that have passed away. And the command of Allah is a decree determined. بر پیامبر در آنچه خدا برای او مقرر و لازم کرده منعی نیست، خدا این روش را درباره کسانی [از پیامبران] که پیش از این گذشته‌اند مقرر داشته است و همواره فرمان خدا نافذ و اندازه گیری شده است.///بر پیامبر در آنچه خدا برای او مقرر و لازم کرده منعی نیست، خدا این روش را درباره کسانی [از پیامبران] که پیش از این گذشته‌اند مقرر داشته است و همواره فرمان خدا نافذ و اندازه گیری شده است.///بر پیامبر در انجام دادن آنچه خدا بر او مقرر کرده است حرجى نیست، همچنان که خدا براى پیامبران پیشین نیز چنین سنتى نهاده بود و فرمان خدا فرمانى است بى‌هیچ زیاده و نقصان.///بر پیامبر در آنچه خدا براى او مقرر کرده محذورى نیست. [این‌] سنت خداست که از دیرباز در میان گذشتگان (پیامبران) نیز بوده و فرمان خدا همواره سنجیده و حساب شده است///بر پیامبر در آنچه خدا براى او فرض گردانیده گناهى نیست. [این‌] سنت خداست که از دیرباز در میان گذشتگان [معمول‌] بوده، و فرمان خدا همواره به اندازه مقرر [و متناسب با توانایى‌] است.///بر پیامبر در [انجام] آنچه خداوند براى او تعیین کرده، هیچ سختى و منعى نیست؛ چنان که خداوند درباره‌ى پیامبران پیشین نیز این سنت را قرار داده بود [که آداب و رسوم بى‌اساس را بشکنند] و فرمان خدا همواره سنجیده و اندازه‌گیرى شده است.///پیغمبر را در حکمی که خدا (در نکاح زنان پسر خوانده) برای او مقرر فرموده گناهی نیست، سنت الهی در میان آنان که در گذشتند هم این است (که انبیاء را توسعه در امر نکاح و تحلیل برخی محرمات است) و فرمان خدا حکمی نافذ و حتمی و به اندازه و حساب شده است.///بر پیامبر در آنچه خداوند برایش مقرر داشته است، محظوری نیست، این سنت الهی است که در حق پیشینیان هم معمول بوده است، و امر الهی سنجیده و بسامان است‌///هیچ گونه منعی بر پیامبر در آنچه خدا بر او واجب کرده نیست؛ این سنت الهی در مورد کسانی که پیش از این بوده‌اند نیز جاری بوده؛ و فرمان خدا روی حساب و برنامه دقیقی است!///نیست بر پیمبر پروائی (سخت‌گیریی) در آنچه بایسته داشت خدا برایش شیوه خدا در آنان که گذشتند از پیش و بوده است کار خدا اندازه‌ای گذارده‌///بر پیامبر برجسته - در آنچه خدا برایش حتمی کرده است- هرگز (گیرودار) طاقت‌فرسایی نبوده است. سنت خدا را که در پیشینیان از دیرباز بوده (نگه‌دار). و امر خدا همواره به اندازه‌ی مقرر و در خور توان (مکلفان) بوده است. quran_en_fa (It is the practice of those) who preach the Messages of Allah, and fear Him, and fear none but Allah. And enough is Allah to call (men) to account. [آری این روش خداست درباره] آنان که همواره پیامهای خدا را به مردم می‌رسانند و از [عظمت و مقام] او می‌ترسند و از هیچ کس جز او واهمه ندارند و برای حسابرسی [کار با ارزش اینان] خدا کافی است.///[آری این روش خداست درباره] آنان که همواره پیامهای خدا را به مردم می‌رسانند و از [عظمت و مقام] او می‌ترسند و از هیچ کس جز او واهمه ندارند و برای حسابرسی [کار با ارزش اینان] خدا کافی است.///کسانى که پیامهاى خدا را مى‌رسانند و از او مى‌ترسند و از هیچ کس جز او نمى‌ترسند، خدا براى حساب‌کردن اعمالشان کافى است.///[پیامبران‌] کسانى هستند که پیام‌هاى خدا را مى‌رسانند و از او مى‌ترسند و از هیچ کس جز خدا نمى‌ترسند، و خدا براى حسابرسى کفایت مى‌کند///همان کسانى که پیامهاى خدا را ابلاغ مى‌کنند و از او مى‌ترسند و از هیچ کس جز خدا بیم ندارند. و خدا براى حسابرسى کفایت مى‌کند.///[همان] کسانى که پیام‌هاى الهى را ابلاغ مى‌کنند و از خدا مى‌ترسند، و از هیچ­کس جز خدا بیم ندارند. و خداوند براى حساب‌رسى کافى است.///(این سنت خداست در حق) آنان که تبلیغ رسالت خدا کنند و از خدا می‌ترسند و از هیچ کس جز خدا نمی‌ترسند و خدا برای حساب به تنهایی کفایت می‌کند.///همان کسانی که پیامهای الهی را می‌رسانند و از او پروا دارند و از هیچ کس جز خداوند پروا ندارند و خداوند حسابرسی را بسنده است‌///(پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می‌ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!///آنان که رسانند پیامهای خدا را و ترسندش و نترسند کسی را جز خدا و بس است خدا حساب‌گیرنده‌///(حاملان سنت ربانی) کسانی هستند، که پیام‌های خدا را به خوبی ابلاغ می‌کنند و از سر تعظیم از او هراس دارند و از احدی جز خدا نمی‌هراسند. و خدا برای حسابرسی سریع و دقیق کافی است. quran_en_fa Muhammad is not the father of any of your men, but (he is) the Messenger of Allah, and the Seal of the Prophets: and Allah has full knowledge of all things. محمد، پدر هیچ یک از مردان شما نیست، ولی فرستاده خدا و خاتم پیامبران است؛ و خدا به هر چیزی داناست.///محمد، پدر هیچ یک از مردان شما نیست، ولی فرستاده خدا و خاتم پیامبران است؛ و خدا به هر چیزی داناست.///محمد پدر هیچ یک از مردان شما نیست. او رسول خدا و خاتم پیامبران است. و خدا به هر چیزى داناست.///محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) پدر هیچ یک از مردان شما نیست، و لیکن فرستاده‌ى خدا و خاتم پیامبران است، و خدا به هر چیزى داناست///محمد پدر هیچ یک از مردان شما نیست، ولى فرستاده خدا و خاتم پیامبران است. و خدا همواره بر هر چیزى داناست.///محمد، پدر هیچ یک از مردان شما نبوده و نیست، بلکه رسول خدا و خاتم پیامبران است و خداوند همواره به همه چیز آگاه است.///محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) پدر هیچ یک از مردان شما (زید یا عمرو) نیست (پس زینب زن فرزند پیغمبر نبود و پس از طلاق او را تواند گرفت) لیکن او رسول خدا و خاتم انبیاست، و خدا همیشه (حکمش وفق حکمت و مصلحت است، زیرا او) بر همه امور عالم آگاه است.///محمد هرگز پدر هیچ یک از مردان شما نیست، بلکه پیامبر خدا و خاتم پیامبران است، و خداوند به هر چیزی داناست‌///محمد (ص) پدر هیچ یک از مردان شما نبوده و نیست؛ ولی رسول خدا و ختم‌کننده و آخرین پیامبران است؛ و خداوند به همه چیز آگاه است!///نیست محمد (صلی الله علیه و آله) پدر یکی از مردان شما و لیکن پیمبر خدا و سرآمد پیمبران و بوده است خدا به همه چیز دانا///محمد (هرگز) پدر هیچ یک از مردان شما نبوده ولی فرستاده‌ی خدا و خاتم پیامبران بوده است. و خدا همواره بر هر چیزی بسی دانا بوده است. quran_en_fa O ye who believe! Celebrate the praises of Allah, and do this often; ای اهل ایمان! خدا را بسیار یاد کنید،///ای اهل ایمان! خدا را بسیار یاد کنید،///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، خدا را فراوان یاد کنید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! خدا را بسیار یاد کنید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، خدا را یاد کنید، یادى بسیار.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! خدا را بسیار یاد کنید.///ای کسانی که ایمان آورده‌اید ذکر حق و یاد خدا (به دل و زبان) بسیار کنید.///ای مؤمنان خداوند را بسیار یاد کنید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خدا را بسیار یاد کنید،///ای آنان که ایمان آوردید یاد کنید خدا را یادکردنی فراوان‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! خدا را یاد کنید، یادی بسیار. quran_en_fa And glorify Him morning and evening. و صبح و شام او را تسبیح گویید.///و صبح و شام او را تسبیح گویید.///و هر بامداد و شبانگاه تسبیحش گویید.///و صبح و شام او را نیایش کنید///و صبح و شام او را به پاکى بستایید.///و او را در هر صبح و شام تسبیح نمایید.///و دایم صبح و شام به تسبیح و تنزیه ذات پاکش بپردازید.///و او را در بامداد و شامگاه نیایش کنید///و صبح و شام او را تسبیح گویید!///و تسبیحش گویید بامدادان و شامگاهان‌///و صبح و شام او را به پاکی تنزیه کنید. quran_en_fa He it is Who sends blessings on you, as do His angels, that He may bring you out from the depths of Darkness into Light: and He is Full of Mercy to the Believers. اوست که با فرشتگان خود بر شما درود می‌فرستد تا شما را از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون آورد، و او به مؤمنان مهربان است.///اوست که با فرشتگان خود بر شما درود می‌فرستد تا شما را از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون آورد، و او به مؤمنان مهربان است.///اوست که خود و فرشتگانش بر شما درود مى‌فرستند تا شما را از تاریکى به روشنى برد، زیرا خداوند با مؤمنان مهربان است.///اوست که بر شما درود مى‌فرستد و فرشتگان او نیز، تا شما را از تاریکى‌ها به سوى روشنایى بیرون آورد، و او به مؤمنان مهربان است///اوست کسى که با فرشتگان خود بر شما درود مى‌فرستد تا شما را از تاریکیها به سوى روشنایى برآورد، و به مؤمنان همواره مهربان است.///او کسى است که بر شما درود مى‌فرستد و فرشتگان او نیز [بر شما درود مى‌فرستند]، تا شما را از تاریکى‌ها [ی کفر، شرک، جهل و تفرقه] به نور [ایمان، تقوا، علم و وحدت] درآورند. و او همواره به مؤمنان مهربان است.///اوست خدایی که هم او و هم فرشتگانش بر شما بندگان رحمت می‌فرستند تا شما را از ظلمت‌ها (ی جهل و نقص و گمراهی) بیرون آرد و به عالم نور (علم و ایمان) رساند، و او بر اهل ایمان بسیار مهربان است.///او کسی است که خود و فرشتگانش به شما درود می‌فرستند، تا سرانجام شما را از تاریکیها به سوی روشنایی برآورد، و او در حق مؤمنان مهربان است‌///او کسی است که بر شما درود و رحمت می‌فرستد، و فرشتگان او (نیز) برای شما تقاضای رحمت می‌کنند تا شما را از ظلمات (جهل و شرک گناه) به سوی نور (ایمان و علم و تقوا) رهنمون گردد؛ او نسبت به مؤمنان همواره مهربان بوده است!///او است آنکه درود (آمرزش) فرستد بر شما او و فرشتگانش تا برون آرد شما را از تاریکیها بسوی روشنائی و بوده است به مؤمنان مهربان‌///اوست کسی که بر شما رحمت می‌فرستد و (نیز) فرشتگانش (برای شما از خدا رحمت می‌طلبند) تا شما را از تاریکی‌ها سوی روشنایی برون آورد و (نسبت) به مؤمنان همواره رحمتگر بوده است. quran_en_fa Their salutation on the Day they meet Him will be "Peace!"; and He has prepared for them a generous Reward. درود و تحیت [خدا] بر آنان، روزی که با [پاداش و مقام قرب] او دیدار می‌کنند، سلام است، و [خدا] برای آنان پاداشی نیکو و باارزش آماده کرده است.///درود و تحیت [خدا] بر آنان، روزی که با [پاداش و مقام قرب] او دیدار می‌کنند، سلام است، و [خدا] برای آنان پاداشی نیکو و باارزش آماده کرده است.///روزى که با او دیدار کنند درودشان این است: «سلام». و خدا برایشان پاداشى کرامند آماده کرده است.///روزى که خدا را ملاقات مى‌کنند، درودشان سلام است، و خدا پاداش نفیسى براى آنها آماده کرده است///درودشان -روزى که دیدارش کنند- سلام خواهد بود، و براى آنان پاداشى نیکو آماده کرده است.///تحیت و درود آنان در روزى که خدا را ملاقات کنند، سلام است. و خداوند براى آنان پاداشى نیکو فراهم کرده است.///تحیت مؤمنان (و پذیرایی ایشان) روزی که به لقاء رحمت حق نائل شوند سلام (خدا و بشارت لطف الهی) خواهد بود، و بر آنان پاداش با کرامت و شرافت مهیا فرموده است.///درود [خاص‌] آنان در روزی که به لقای او نایل شوند، سلام است، و او برای ایشان پاداشی ارجمند آماده ساخته است‌///تحیت آنان در روزی که او را دیدار می‌کنند سلام است؛ و برای آنها پاداش پرارزشی فراهم ساخته است.///درودشان روزی که بدو رسند سلام است و آماده کرد برای ایشان پاداشی گرامی را///روزی که دیدارش کنند درودشان (نسبت به یکدیگر) سلام است و برای آنان پاداشی گرامی و نیکو آماده کرده است. quran_en_fa O Prophet! Truly We have sent thee as a Witness, a Bearer of Glad Tidings, and Warner,- ای پیامبر! به راستی ما تو را شاهد [بر امت] و مژده رسان و بیم دهنده فرستادیم.///ای پیامبر! به راستی ما تو را شاهد [بر امت] و مژده رسان و بیم دهنده فرستادیم.///اى پیامبر، ما تو را فرستادیم تا شاهد و مژده‌دهنده و بیم‌دهنده باشى.///اى پیامبر! ما تو را شاهد و مژده رسان و بیم دهنده فرستاده‌ایم///اى پیامبر، ما تو را [به سمت‌] گواه و بشارتگر و هشداردهنده فرستادیم،///اى پیامبر! ما تو را گواه [بر مردم] و بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده فرستادیم.///ای پیامبر (گرامی) ما تو را به رسالت فرستادیم تا (بر نیک و بد خلق) گواه باشی و (خوبان را به رحمت الهی) مژده دهی و (بدان را از عذاب خدا) بترسانی.///ای پیامبر ما تو را گواه و مژده‌رسان و هشداردهنده فرستاده‌ایم‌///ای پیامبر! ما تو را گواه فرستادیم و بشارت‌دهنده و انذارکننده!///ای پیمبر همانا فرستادیمت گواهی و مژده‌رسانی و بیم‌دهنده‌ای‌///ای پیامبر برجسته! ما همواره تو را (به عنوان) گواه و بشارتگر و هشداردهنده‌ای فرستادیم؛ quran_en_fa And as one who invites to Allah's (grace) by His leave, and as a lamp spreading light. و تو را دعوت کننده به سوی خدا به فرمان او و چراغی فروزان [برای هدایت جهانیان] قرار دادیم،///و تو را دعوت کننده به سوی خدا به فرمان او و چراغی فروزان [برای هدایت جهانیان] قرار دادیم،///و مردم را به فرمان خدا به سوى او بخوانى، و چراغى تابناک باشى.///و دعوت کننده به سوى خدا به خواست او، و چراغى تابان///و دعوت‌کننده به سوى خدا به فرمان او، و چراغى تابناک.///و تو را دعوت‌کننده به سوى خدا به فرمان او، و چراغى تابان [قرار دادیم].///و به اذن حق (خلق را) به سوی خدا دعوت کنی و (در این شب ظلمانی جهان) چراغ فروزان عالم باشی.///و نیز دعوتگر به سوی خداوند به اذن او، و همچون چراغی تابان‌///و تو را دعوت‌کننده بسوی خدا به فرمان او قرار دادیم، و چراغی روشنی‌بخش!///و خواننده‌ای بسوی خدا به فرمانش و چراغی درخشان‌///و دعوت‌کننده‌ای سوی خدا- به اجازه‌ی او- و چراغی نور‌بخش. quran_en_fa Then give the Glad Tidings to the Believers, that they shall have from Allah a very great Bounty. و مؤمنان را مژده ده که برای آنان از سوی خدا فضل بزرگی خواهد بود،///و مؤمنان را مژده ده که برای آنان از سوی خدا فضل بزرگی خواهد بود،///و مؤمنان را بشارت ده که از سوى خدا برایشان فضیلتى بزرگ آمده است.///و مؤمنان را مژده ده که براى آنها از جانب خدا تفضلى بزرگ خواهد بود///و مؤمنان را مژده ده که براى آنان از جانب خدا بخشایشى فراوان خواهد بود.///و به مؤمنان بشارت ده که براى آنان از سوى خداوند بخششى بزرگ است.///و مؤمنان را بشارت ده که خدا را بر آنان فضل (و رحمت عظیم و ثواب) بزرگ خواهد بود (که از حد تصور آنها بیرون است).///و مؤمنان را بشارت ده که برای آنان از جانب خداوند بخشش و بخشایش بزرگی [در پیش‌] است‌///و مؤمنان را بشارت ده که برای آنان از سوی خدا فضل بزرگی است.///و مژده ده به مؤمنان که آنان را است از نزد خدا فضلی بزرگ‌///و مؤمنان را مژده ده، به اینکه بی‌گمان برایشان از جانب خدا بخشایشی بزرگ است. quran_en_fa And obey not (the behests) of the Unbelievers and the Hypocrites, and heed not their annoyances, but put thy Trust in Allah. For enough is Allah as a Disposer of affairs. و از کافران و منافقان اطاعت مکن و آزارشان را واگذار و بر خدا توکل کن، و کافی است که خدا نگهبان و کارساز [انسان] باشد،///و از کافران و منافقان اطاعت مکن و آزارشان را واگذار و بر خدا توکل کن، و کافی است که خدا نگهبان و کارساز [انسان] باشد،///از کافران و منافقان اطاعت مکن و آزارشان را واگذار و بر خدا توکل کن، که خدا کارسازى را بسنده است.///و کافران و منافقان را اطاعت نکن و آزارشان را نادیده بگیر، و بر خدا توکل کن، که حمایت خدا کفایت مى‌کند///و کافران و منافقان را فرمان مبر، و از آزارشان بگذر و بر خدا اعتماد کن و کارسازى [چون‌] خدا کفایت مى‌کند.///و پیرو کافران و منافقان مباش و به آزارشان اعتنا مکن! و بر خدا توکل نما که خداوند براى کارسازی کافى است.///ای رسول، هرگز به فرمان کافران و منافقان مباش و از جور و آزارشان درگذر و کار خود به خدا واگذار، که خدا بر کفالت و کارسازی (امور خلق) کفایت است.///و از کافران و منافقان اطاعت مکن و آزارشان را [بدون مقابله و تلافی‌] بگذار و بر خداوند توکل کن و خداوند کارسازی را بسنده است‌///و از کافران و منافقان اطاعت مکن، و به آزارهای آنها اعتنا منما، و بر خدا توکل کن، و همین بس که خدا حامی و مدافع (تو) است!///و فرمانبرداری مکن کافران و دورویان را و رها کن آزردن ایشان را و توکل کن بر خدا و بس است خدا وکیلی‌///و کافران و منافقان را فرمان مبر و از آزارشان بگذر و بر خدا اعتماد کن. و (تنها) کارسازی خدا کافی است. quran_en_fa O ye who believe! When ye marry believing women, and then divorce them before ye have touched them, no period of 'Iddat have ye to count in respect of them: so give them a present. And set them free in a handsome manner. ای اهل ایمان! هنگامی که زنان مؤمن را به همسری خود درآوردید، آن گاه پیش از آنکه با آنان آمیزش کنید طلاقشان دادید، برای شما بر عهده آنان عده‌ای نیست که آن را بشمارید، پس آنان را [به پرداخت نصف مهریه] بهره مندشان کنید و به صورت پسندیده‌ای رهایشان سازید.///ای اهل ایمان! هنگامی که زنان مؤمن را به همسری خود درآوردید، آن گاه پیش از آنکه با آنان آمیزش کنید طلاقشان دادید، برای شما بر عهده آنان عده‌ای نیست که آن را بشمارید، پس آنان را [به پرداخت نصف مهریه] بهره مندشان کنید و به صورت پسندیده‌ای رهایشان سازید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چون زنان مؤمن را نکاح کردید و پیش از آنکه با آنها نزدیکى کنید طلاقشان گفتید، شما را بر آنها عده‌اى نیست که به سرآرند. پس آنان را برخوردار کنید و به نیکوترین وجه رهایشان کنید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! وقتى زنان مؤمن را به همسرى گرفتید، آن‌گاه پیش از آن که با آنها نزدیکى کنید طلاقشان دادید، شما را بر آنها عده‌اى نیست که حسابش را نگاه دارید پس مهرشان را بدهید و به خوشى رهایشان کنید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، اگر زنان مؤمن را به نکاح خود درآوردید، آنگاه پیش از آنکه با آنان همخوابگى کنید، طلاقشان دادید، دیگر بر عهده آنها عده‌اى که آن را بشمارید، نیست؛ پس مهرشان را بدهید و خوش و خرم آنها را رها کنید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! هرگاه زنان باایمان را به همسرى گرفتید و پیش از آن که با آنان آمیزش کنید، طلاقشان دادید، دیگر عده‌اى براى شما به عهده‌ی آنان نیست تا حسابش را نگهدارید، پس آنها را [با پرداخت نصف مهریه] بهره‌مند سازید و به طرز شایسته‌اى رهایشان کنید.///ای مردان با ایمان، هر گاه زنان مؤمنه را به عقد خود در آورده و پیش از آنکه با آنها نزدیکی کنید طلاقشان دادید در این صورت از شما نگه داشتن عده بر آنها نیست، پس آنها را به چیزی بهره‌مند و به نیکی رها سازید.///ای مؤمنان چون با زنان مؤمن ازدواج کردید، سپس پیش از آنکه با آنان هم‌آغوشی کنید، طلاقشان دادید، برای شما به عهده آنان عده‌ای نیست که حسابش را نگه دارید، پس آنان را [به نیمه مهر، یا هدیه‌ای‌] برخوردار سازید و به خیر و خوشی رهایشان کنید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که با زنان با ایمان ازدواج کردید و قبل از همبستر شدن طلاق دادید، عده‌ای برای شما بر آنها نیست که بخواهید حساب آن را نگاه دارید؛ آنها را با هدیه مناسبی بهره‌مند سازید و بطرز شایسته‌ای رهایشان کنید.///ای آنان که ایمان آوردید هر گاه کابین بستید بر زنان مؤمنه پس رهاشان ساختید پیش از آنکه بدیشان نزدیکی کنید پس نیست شما را بر ایشان سرآمدی که در انتظارش نشینید پس بهره بدیشان دهید و رهاشان کنید رهائیی نکو///هان ای کسانی که ایمان آوردید! هنگامی که زنان مؤمن را به نکاح خود در آوردید، سپس - پیش از آنکه با آنان همبستری کنید - طلاقشان دادید، دیگر بر عهده‌ی آنان برایتان عده‌ای - که آن را به شمار آرید - نیست‌؛ پس مهرشان را افزون بدهید و (خوش و خرم) به زیبایی و زیبندگی آنان را رها کنید. quran_en_fa O Prophet! We have made lawful to thee thy wives to whom thou hast paid their dowers; and those whom thy right hand possesses out of the prisoners of war whom Allah has assigned to thee; and daughters of thy paternal uncles and aunts, and daughters of thy maternal uncles and aunts, who migrated (from Makka) with thee; and any believing woman who dedicates her soul to the Prophet if the Prophet wishes to wed her;- this only for thee, and not for the Believers (at large); We know what We have appointed for them as to their wives and the captives whom their right hands possess;- in order that there should be no difficulty for thee. And Allah is Oft-Forgiving, Most Merciful. ای پیامبر! برایت حلال کردیم آن همسرانت را که مهرشان را داده‌ای و کنیزانی که خدا غنیمت به تو داده است و دختر عموها و دختر عمه‌ها و دختر دایی‌ها و دختر خاله هایت را که با تو مهاجرت نموده‌اند و زن مؤمنی که خود را به پیامبر [مجانی و بدون مهر] هبه کند، اگر پیامبر او را به همسری بخواهد؛ این حکم ویژه توست نه مؤمنان. یقینا ما آنچه را در مورد همسران و کنیزانشان بر آنان لازم و مقرر داشته‌ایم، می‌دانیم؛ [این گشایش در ازدواج] برای آن است که بر تو سختی و حرجی نباشد؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///ای پیامبر! برایت حلال کردیم آن همسرانت را که مهرشان را داده‌ای و کنیزانی که خدا غنیمت به تو داده است و دختر عموها و دختر عمه‌ها و دختر دایی‌ها و دختر خاله هایت را که با تو مهاجرت نموده‌اند و زن مؤمنی که خود را به پیامبر [مجانی و بدون مهر] هبه کند، اگر پیامبر او را به همسری بخواهد؛ این حکم ویژه توست نه مؤمنان. یقینا ما آنچه را در مورد همسران و کنیزانشان بر آنان لازم و مقرر داشته‌ایم، می‌دانیم؛ [این گشایش در ازدواج] برای آن است که بر تو سختی و حرجی نباشد؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///اى پیامبر، ما زنانى را که مهرشان را داده‌اى و آنان را که به عنوان غنایم جنگى که خدا به تو ارزانى داشته است مالک شده‌اى و دختر عموها و دختر عمه‌ها و دختر داییها و دختر خاله‌هاى تو را که با تو مهاجرت کرده‌اند بر تو حلال کردیم؛ و نیز زن مؤمنى را که خود را به پیامبر بخشیده باشد، هرگاه پیامبر بخواهد او را به زنى گیرد. این حکم ویژه توست نه دیگر مؤمنان. ما مى‌دانیم در باره زنانشان و کنیزانشان چه حکمى کرده‌ایم، تا براى تو مشکلى پیش نیاید. و خدا آمرزنده و مهربان است.///اى پیامبر! ما براى تو آن همسرانى را که مهرشان را داده‌اى حلال کردیم، و کنیزانى که خدا از غنیمت جنگى در اختیار تو قرار داده، و دختران عمویت و دختران عمه‌هایت و دختران دایى تو و دختران خاله‌هایت که با تو مهاجرت کرده‌اند [ازدواج با آنها براى تو حلال اس///اى پیامبر، ما براى تو آن همسرانى را که مهرشان را داده‌اى حلال کردیم، و [کنیزانى‌] را که خدا از غنیمت جنگى در اختیار تو قرار داده، و دختران عمویت و دختران عمه‌هایت و دختران دایى تو و دختران خاله‌هایت که با تو مهاجرت کرده‌اند، و زن مؤمنى که خود را [داوطلبانه‌] به پیامبر ببخشد-در صورتى که پیامبر بخواهد او را به زنى گیرد. [این ازدواج از روى بخشش‌] ویژه توست نه دیگر مؤمنان. ما نیک مى‌دانیم که در مورد زنان و کنیزانشان چه بر آنان مقرر کرده‌ایم، تا براى تو مشکلى پیش نیاید، و خدا همواره آمرزنده مهربان است.///اى پیامبر! ما براى تو همسرانى را که مهریه‌شان را پرداخته‌اى، حلال کردیم، و نیز کنیزانى را که خداوند [به عنوان غنایم جنگى] بر تو ارزانى داشته و مالک شدى، و دخترعموها و دخترعمه‌ها و دختردایى‌ها و دخترخاله‌هایت را که با تو هجرت کرده‌اند. و زن باایمانى که خود را به پیامبر ببخشد، [و مهریه‌اى نخواهد،] اگر پیامبر بخواهد، مى‌تواند او را به عقد خویش درآورد. [این قانون عقد بدون مهریه] مخصوص توست، نه دیگر مؤمنان. ما مى‌دانیم که براى مؤمنان درباره‌ى همسران و کنیزانشان چه حکمى کرده‌ایم. [و مصلحت آنان چه حکمى را ایجاب مى‌کند. این به خاطر آن است] که براى تو [در انجام رسالت] مشکلى نباشد. و خداوند همواره آمرزنده‌ى مهربان است.///ای پیغمبر (گرامی) ما زنانی را که مهرشان ادا کردی بر تو حلال کردیم و نیز کنیزانی را که به غنیمت خدا تو را نصیب کرد و ملک تو شد و نیز دختران عمو و دختران عمه‌ها و دختران خالو و دختران خاله‌هایت را آنها که با تو از وطن خود هجرت کردند و نیز زن مؤمنه‌ای را که خود را به رسول (بی‌شرط و مهر) ببخشد و رسول هم به نکاحش مایل باشد، که این حکم (هبه و بخشیدن زن و حلال شدن او) مخصوص توست دون مؤمنان، که ما حکم زنان عقدی و کنیزان ملکی مؤمنان را (که پیشتر با شرایط و عدد و حقوق آنها بر شوهر همه را بیان کردیم) می‌دانیم که چه مقرر کرده‌ایم. (این زنان همه را که بر تو حلال کردیم و تو را مانند مؤمنان امتت به احکام نکاح مقید نکردیم) بدین سبب است که بر وجود (عزیز) تو در امر نکاح هیچ حرج و زحمتی نباشد. و خدا را (بر بندگان، خصوص بر تو) مغفرت و رحمت بسیار است.///ای پیامبر، ما همسرانت را بر تو حلال داشته‌ایم، [یعنی‌] آنانی را که مهرشان را داده‌ای، و آنانی را که خداوند از طریق فی‌ء و غنیمت به تو بخشیده است، و ملک یمین تو هستند، و همچنین دختران عمویت و دختران عمه‌ات و دختران دایی‌ات، و دختران خاله‌ات که همراه با تو هجرت کرده‌اند، و نیز زن مؤمنی را که خویشتن را به پیامبر ببخشد -به شرط آنکه پیامبر بخواهد او را به همسری خود درآوردکه این خاص تو و نه سایر مؤمنان است، خود به خوبی می‌دانیم که برای ایشان در مورد همسرانشان و ملک یمینهایشان چه چیزهایی مقرر داشته‌ایم، تا [در نهایت‌] برای تو محظوری نباشد، و خداوند آمرزگار مهربان است‌///ای پیامبر! ما همسران تو را که مهرشان را پرداخته‌ای برای تو حلال کردیم، و همچنین کنیزانی که از طریق غنایمی که خدا به تو بخشیده است مالک شده‌ای و دختران عموی تو، و دختران عمه‌ها، و دختران دایی تو، و دختران خاله‌ها که با تو مهاجرت کردند (ازدواج با آنها برای تو حلال است) و هرگاه زن با ایمانی خود را به پیامبر ببخشد (و مهری برای خود نخواهد) چنانچه پیامبر بخواهد می‌تواند او را به همسری برگزیند؛ اما چنین ازدواجی تنها برای تو مجاز است نه دیگر مؤمنان؛ ما می‌دانیم برای آنان در مورد همسرانشان و کنیزانشان چه حکمی مقرر داشته‌ایم (و مصلحت آنان چه حکمی را ایجاب می‌کند)؛ این بخاطر آن است که مشکلی (در ادای رسالت) بر تو نباشد (و از این راه حامیان فزونتری فراهم سازی)؛ و خداوند آمرزنده و مهربان است!///ای پیمبر همانا حلال ساختیم برایت همسران تو را آنان که مزد ایشان را پرداختی و آنچه را مالک است یمین تو از آنچه خدا بهره جنگ به تو ارزانی داشت و دختران عمت را و دختران عمه‌هایت را و دختران خالت را و دختران خاله‌هایت را که هجرت کردند با تو و زنی مؤمنه را اگر ببخشد خویشتن را به پیمبر اگر خواهد پیمبر که همسر گیردش تنها از آن تو است این و نرسد به مؤمنان همانا دانستیم آنچه را بایسته کردیم بر ایشان در همسرانشان و آنچه دارا است دستهای ایشان تا نباشد بر تو سخت آمدنی و بوده است خدا آمرزنده مهربان‌///هان ای پیامبر برجسته! ما همواره برای تو (آن) همسرانت را که مهرشان را داده‌ای حلال کردیم و کنیزانی را که خدا از غنیمت بدون جنگ بر تو به شایستگی برگشت داده و دختران عمویت را، و دختران عمه‌هایت را و دختران دایی‌ات را و دختران خاله‌هایت را، که (همگی) با تو مهاجرت کرده‌اند، و زن مؤمنی را که خود را (داوطلبانه) به پیامبر ببخشد، در صورتی که پیامبر بخواهد او را به همسری برگزیند، بدین‌حال ویژ‌ه‌ی توست و نه دیگر مؤمنان. ما نیک می‌دانیم که در مورد زنان و کنیزانشان چه بر آنان - به گونه‌ای حتمی - مقرر کرده‌ایم، تا برای تو تنگنایی پیش نیاید. و خدا بی‌گمان بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان بوده است. quran_en_fa Thou mayest defer (the turn of) any of them that thou pleasest, and thou mayest receive any thou pleasest: and there is no blame on thee if thou invite one whose (turn) thou hadst set aside. This were nigher to the cooling of their eyes, the prevention of their grief, and their satisfaction - that of all of them - with that which thou hast to give them: and Allah knows (all) that is in your hearts: and Allah is All-Knowing, Most Forbearing. نوبت هر یک از آنان را که بخواهی به تأخیر انداز و هر کدام را که میل داری نزد خود جای ده، و هر کدام از آنان را که از او کناره گرفته باشی [اگر] نزد خود بطلبی بر تو گناهی نیست. این [برنامه ریزی آزادانه،] به خوشحال نمودنشان و اینکه اندوهگین نشوند و همگی به آنچه به آنان داده‌ای خشنود شوند، نزدیک‌تر است؛ و خدا آنچه را در دل‌های شماست می‌داند؛ و خدا دانا و بردبار است.///نوبت هر یک از آنان را که بخواهی به تأخیر انداز و هر کدام را که میل داری نزد خود جای ده، و هر کدام از آنان را که از او کناره گرفته باشی [اگر] نزد خود بطلبی بر تو گناهی نیست. این [برنامه ریزی آزادانه،] به خوشحال نمودنشان و اینکه اندوهگین نشوند و همگی به آنچه به آنان داده‌ای خشنود شوند، نزدیک‌تر است؛ و خدا آنچه را در دل‌های شماست می‌داند؛ و خدا دانا و بردبار است.///از زنان خود هر که را خواهى به نوبت مؤخردار و هر که را خواهى با خود نگه دار. و اگر از آنها که دور داشته‌اى یکى را بطلبى بر تو گناهى نیست. در این گزینش و اختیار باید که شادمان باشند و غمگین نشوند و از آنچه همگیشان را ارزانى مى‌دارى باید که خشنود گردند و خدا مى‌داند که در دلهاى شما چیست. و خداست که دانا و بردبار است.///[نوبت‌] هر کدام از آن زنان را که مى‌خواهى به تأخیر مى‌اندازى و هر کدام را که مى‌خواهى نزد خود جاى مى‌دهى، و اگر هر کدام را که دور کرده بودى [دوباره‌] بطلبى، بر تو باکى نیست، این نزدیک‌تر است به این که چشم‌هاى ایشان روشن شود و محزون نشوند و همگى به آن///نوبت هر کدام از آن زنها را که مى‌خواهى به تأخیر انداز و هر کدام را که مى‌خواهى پیش خود جاى ده، و بر تو باکى نیست که هر کدام را که ترک کرده‌اى [دوباره‌] طلب کنى. این نزدیکتر است براى اینکه چشمانشان روشن گردد و دلتنگ نشوند و همگى‌شان به آنچه به آنان داده‌اى خشنود گردند، و آنچه در دلهاى شماست خدا مى‌داند، و خدا همواره داناى بردبار است.///[اى پیامبر! اختیار با توست. نوبت] هر یک از همسرانت را خواستى، تأخیر می‌اندازى و هر که را بخواهى، نزد خود جاى می‌دهى. بر تو گناهى نیست هر کدام را که [براى مدتى] از او کناره گرفته باشى، دوباره بطلبى. این [حکم‌] براى آن که چشمانشان روشن شود و ناراحت نشوند، و همگى به آنچه به آنان داده‌اى، خشنود شوند، نزدیک‌تر است. و خداوند آنچه را در دل‌هاى شماست، مى‌داند. و خداوند دانا و بردبار است.///تو (ای رسول) هر یک از زنانت را خواهی نوبتش مؤخر دار و هر که را خواهی به خود بپذیر و هم آن را که (به قهر) از خود راندی اگرش (به مهر) خواندی باز بر تو باکی نیست، این (آزادی و مختار مطلق بودنت) بر زنان بهتر و شادمانی دل و روشنی دیده آنهاست و سبب آنکه محزون نباشند و به آنچه ایشان را عطا کردی همه خشنود باشند. و خدا به هر چه در دل شما مردم است آگاه است و خدا (بر نیک و بد خلق) دانا و (بر عفوشان کریم و بر انتقامشان) بردبار است.///هر کدام از آنان [همسرانت‌] را که می‌خواهی از خود دور بدار و هر کدام را که می‌خواهی نزدیک بدار، و نیز اگر هر یک از آنانی که از ایشان کناره گرفته‌ای جویا شوی، در همه حال، هیچ گناهی بر تو نیست، این نزدیکتر است به آنکه دل و دیدگانشان روشن شود، و اندوهگین نشوند و همگیشان به آنچه به آنان بخشیده‌ای خشنود شوند، و خداوند می‌داند که در دلهای شما چیست، و خداوند دانای بردبار است‌///(موعد) هر یک از همسرانت را بخواهی می‌توانی به تأخیر اندازی، و هر کدام را بخواهی نزد خود جای دهی؛ و هرگاه بعضی از آنان را که برکنار ساخته‌ای بخواهی نزد خود جای دهی، گناهی بر تو نیست؛ این حکم الهی برای روشنی چشم آنان، و اینکه غمگین نباشند و به آنچه به آنان می‌دهی همگی راضی شوند نزدیکتر است؛ و خدا آنچه را در قلوب شماست می‌داند، و خداوند دانا و بردبار است (از مصالح بندگان خود با خبر است، و در کیفر آنها عجله نمی‌کند)!///برانی آن را که خواهی از آن زنان و نزد خویش جای دهی هر که را خواهی از ایشان و هر که را خواهی از آنان که دور کردی پس نیست باکی بر تو این است نزدیکتر بدان که روشن شود دیدگانشان و اندوهگین نشوند و خرسند شوند بدانچه دادیشان همگی ایشان و خدا می‌داند آنچه را در دلهای شما است و خدا است دانای بردبار///هر کدام از زنانت را که می‌خواهی (از خود) دور می‌کنی، و هر کدام را که می‌خواهی به پیش خود پناه و جای می‌دهی. بر تو گناهی نیست که هر کدام را که ترک کرده‌ای (دوباره) طلب کنی. این نزدیکتر است برای آنکه چشمانشان روشن گردد و غمگین نشوند و همگیشان به آنچه به همه‌ی آنان داده‌ای خشنود گردند. و آنچه در دل‌های شماست خدا می‌داند و خدا (همواره) بس دانای بسیار بردبار بوده‌است. quran_en_fa It is not lawful for thee (to marry more) women after this, nor to change them for (other) wives, even though their beauty attract thee, except any thy right hand should possess (as handmaidens): and Allah doth watch over all things. [غیر از زن هایی که گفته شد] از این پس زنان دیگر برای تو حلال نیست، و [نیز] جایز نیست که آنان را به همسرانی دیگر تبدیل کنی گرچه زیبایی آنان تو را خوش آید، مگر کنیزی که مالکش شوی؛ و خدا نگهبان و مراقب همه چیز است.///[غیر از زن هایی که گفته شد] از این پس زنان دیگر برای تو حلال نیست، و [نیز] جایز نیست که آنان را به همسرانی دیگر تبدیل کنی گرچه زیبایی آنان تو را خوش آید، مگر کنیزی که مالکش شوی؛ و خدا نگهبان و مراقب همه چیز است.///بعد از این زنان، هیچ زنى بر تو حلال نیست و نیز زنى به جاى ایشان اختیار کردن، هر چند تو را از زیبایى او خوش آید؛ مگر آنچه به غنیمت به دست تو افتد. و خدا مراقب هر چیزى است.///بعد از این، هیچ زنى [جز همسران کنونى‌ات‌] بر تو حلال نیست، و نیز نمى‌توانى همسرانت را به همسران دیگرى مبدل سازى، هر چند جمال آنها تو را جلب کند، مگر آنچه به ملک تو در آید [یعنى کنیزان‌]، و خدا بر هر چیزى مراقب است///از این پس، دیگر [گرفتن‌] زنان و نیز اینکه به جاى آنان، زنان دیگرى بر تو حلال نیست، هر چند زیبایى آنها براى تو مورد پسند افتد، به استثناى کنیزان، و خدا همواره بر هر چیزى مراقب است.///پس از این [زنانى که برشمردیم]، زنان [دیگر] و [نیز] این که همسرانى [تازه] را جایگزین آنان کنى، بر تو حلال نیست، هر چند حسن آنان تو را به شگفت آورد. مگر کنیزانى که مالک آنها مى‌شوى. و خداوند مراقب هر چیزى است. [و با این حکم، فشار قبایل عرب را برای همسر گرفتن از آنان، از تو برمی‌دارد.]///(ای رسول) بعد از این (زنان) دیگر نه عقد هیچ زن بر تو حلال است و نه مبدل کردن این زنان به دیگر زن هر چند از حسنشان به شگفت آیی و بسیار در نظرت زیبا آیند مگر که کنیزی مالک شوی. و خدا بر هر چیز (و بر حدودش) مراقب و نگهبان است.///پس از آن دیگر هیچ زنی بر تو حلال نیست، و نشاید که همسرانی را جانشین آنان سازی، و گرچه زیبایی آنان تو را خوش آید، مگر آنچه ملک یمینت باشد، و خداوند نگاهبان و ناظر همه چیز است‌///بعد از این دیگر زنی بر تو حلال نیست، و نمی‌توانی همسرانت را به همسران دیگری مبدل کنی [= بعضی را طلاق دهی و همسر دیگری به جای او برگزینی‌] هر چند جمال آنها مورد توجه تو واقع شود، مگر آنچه که بصورت کنیز در ملک تو درآید! و خداوند ناظر و مراقب هر چیز است (و با این حکم فشار قبایل عرب را در اختیار همسر از آنان، از تو برداشتیم).///حلال نیست برایت زنان از این پس و نه آنکه برگزینی به جای آنان همسرانی و هر چند خوش آیدت زیبائی آنان جز آنکه دارا شود دستت و خدا است بر همه چیز نگهبان‌///از این پس، زناشویی با زنانی دیگر و نیز اینکه به جای آنان، زنان دیگری را جایگزین کنی، بر تو حلال نیست - هر چند زیبایی آنها تو را به شگفتی آورد- به استثنای زنانی (دیگر) که دستاوردگان [: کنیزان] تواند. و خدا (همواره) بر هر چیزی مراقب بوده‌است. quran_en_fa O ye who believe! Enter not the Prophet's houses,- until leave is given you,- for a meal, (and then) not (so early as) to wait for its preparation: but when ye are invited, enter; and when ye have taken your meal, disperse, without seeking familiar talk. Such (behaviour) annoys the Prophet: he is ashamed to dismiss you, but Allah is not ashamed (to tell you) the truth. And when ye ask (his ladies) for anything ye want, ask them from before a screen: that makes for greater purity for your hearts and for theirs. Nor is it right for you that ye should annoy Allah's Messenger, or that ye should marry his widows after him at any time. Truly such a thing is in Allah's sight an enormity. ای مؤمنان! به خانه‌های پیامبر جز آنکه برای خوردن غذایی به شما اجازه دهند وارد نشوید، چشم انتظار فرا رسیدن وقت خوردن آن هم نباشید [که پی در پی آوردنش را بخواهید و از این جهت اسائه ادب کنید]؛ ولی هنگامی که دعوت شدید وارد شوید، و چون غذا خوردید و بی آنکه [پس از صرف غذا] سرگرم سخن گردید، پراکنده شوید، این [کار که بنشینید و سرگرم سخن گردید] پیامبر را آزار می‌دهد و از شما حیا می‌کند [که بیرونتان کند] ولی خدا از حق حیا نمی‌کند. و زمانی که از همسرانش متاعی خواستید از پشت پرده و حجابی از آنان بخواهید، که این برای قلب شما و قلب‌های آنان پاکیزه‌تر است. و شما را نسزد [و جایز نباشد] که پیامبر خدا را آزار دهید. و بر شما هرگز جایز نیست که پس از او با همسرانش ازدواج کنید؛ که این [کار] نزد خدا بزرگ است.///ای مؤمنان! به خانه‌های پیامبر جز آنکه برای خوردن غذایی به شما اجازه دهند وارد نشوید، چشم انتظار فرا رسیدن وقت خوردن آن هم نباشید [که پی در پی آوردنش را بخواهید و از این جهت اسائه ادب کنید]؛ ولی هنگامی که دعوت شدید وارد شوید، و چون غذا خوردید و بی آنکه [پس از صرف غذا] سرگرم سخن گردید، پراکنده شوید، این [کار که بنشینید و سرگرم سخن گردید] پیامبر را آزار می‌دهد و از شما حیا می‌کند [که بیرونتان کند] ولی خدا از حق حیا نمی‌کند. و زمانی که از همسرانش متاعی خواستید از پشت پرده و حجابی از آنان بخواهید، که این برای قلب شما و قلب‌های آنان پاکیزه‌تر است. و شما را نسزد [و جایز نباشد] که پیامبر خدا را آزار دهید. و بر شما هرگز جایز نیست که پس از او با همسرانش ازدواج کنید؛ که این [کار] نزد خدا بزرگ است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، به خانه‌هاى پیامبر داخل مشوید مگر شما را به خوردن طعامى فراخوانند، بى‌آنکه منتظر بنشینید تا طعام حاضر شود. اگر شما را فراخواندند داخل شوید و چون طعام خوردید پراکنده گردید. نه آنکه براى سرگرمى سخن آغاز کنید. هر آینه این کارها پیامبر را آزار مى‌دهد و او از شما شرم مى‌دارد. ولى خدا از گفتن حق شرم نمى‌دارد. و اگر از زنان پیامبر چیزى خواستید، از پشت پرده بخواهید. این کار، هم براى دلهاى شما و هم براى دلهاى آنها پاک دارنده‌تر است. شما را نرسد که پیامبر خدا را بیازارید، و نه آنکه زنهایش را بعد از وى هرگز به زنى گیرید. این کارها در نزد خدا گناهى بزرگ است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! داخل خانه‌هاى پیامبر مشوید، مگر آن که براى [خوردن‌] طعامى به شما اجازه داده شود، [آن هم‌] بى‌آن که [قبل از وقت بیایید و] منتظر آماده شدن غذا باشید، ولى هنگامى که دعوت شدید در آیید، و وقتى غذا خوردید متفرق شوید و به گفت و///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، داخل اتاقهاى پیامبر مشوید، مگر آنکه براى [خوردن‌] طعامى به شما اجازه داده شود، [آن هم‌] بى‌آنکه در انتظار پخته‌شدن آن باشید؛ ولى هنگامى که دعوت شدید داخل گردید، و وقتى غذا خوردید پراکنده شوید بى‌آنکه سرگرم سخنى گردید. این [رفتار] شما پیامبر را مى‌رنجاند و [لى‌] از شما شرم مى‌دارد، و حال آنکه خدا از حق‌ [گویى‌] شرم نمى‌کند، و چون از زنان [پیامبر] چیزى خواستید از پشت پرده از آنان بخواهید؛ این براى دلهاى شما و دلهاى آنان پاکیزه‌تر است، و شما حق ندارید رسول خدا را برنجانید، و مطلقا [نباید] زنانش را پس از [مرگ‌] او به نکاح خود درآورید، چرا که این [کار] نزد خدا همواره [گناهى‌] بزرگ است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! به خانه‌های پیامبر وارد نشوید، مگر آنکه به شما براى خوردن غذایی اجازه دهند، [به شرط آن که پیش از موعد نیایید] و در انتظار وقت غذا نباشید؛ ولى هنگامى که دعوت شدید، وارد شوید. و وقتى غذا خوردید، پراکنده شوید، و [پس از خوردن غذا] به گفتگو ننشینید. این کار پیامبر را می‌آزارد، اما او از شما شرم مى‌کند [که بیرونتان کند و چیزى نمى‌گوید]؛ ولى خداوند از [گفتن] حق شرم ندارد. و هرگاه از همسران پیامبر چیزى از وسایل زندگى [به امانت] خواستید، از پشت پرده بخواهید. این رفتار براى دل‌هاى شما و دل‌هاى آنان پاکیزه‌تر است. و شما حق ندارید که رسول خدا را بیازارید و پس از او با همسرانش ازدواج کنید، که این [کار] نزد خداوند [گناهى] بزرگ است.///ای کسانی که ایمان آوردید به خانه‌های پیغمبر داخل مشوید مگر آنکه اذنتان دهند و بر سفره طعام دعوت کنند در آن حال هم نباید زودتر از وقت آمده و به پختن و آماده شدن آن چشم انتظار گشایید بلکه موقعی که دعوت شده‌اید بیایید و چون غذا تناول کردید زود (از پی کار خود) متفرق شوید نه آنجا برای سرگرمی و انس به گفتگو پردازید، که این کار پیغمبر را آزار می‌دهد و او به شما از شرم اظهار نمی‌دارد ولی خدا را بر اظهار حق خجلتی نیست و هر گاه از زنان رسول متاعی می‌طلبید از پس پرده طلبید، که حجاب برای آنکه دلهای شما و آنها پاک و پاکیزه بماند بهتر است و نباید هرگز رسول خدا را (در حیات) بیازارید و نه پس از وفات هیچ گاه زنانش را به نکاح خود در آورید، که این کار نزد خدا (گناهی) بسیار بزرگ است.///ای مؤمنان وارد حجره‌های پیامبر نشوید مگر آنکه به شما برای صرف طعامی اجازه داده شود، بی‌آنکه [بی‌تابانه‌] منتظر آماده‌شدنش باشید، ولی چون دعوت شدید، وارد شوید، و چون غذا خوردید، پراکنده شوید، و سرگرم سخنگویی نشوید، چرا که این کارتان پیامبر را رنج می‌دهد و او از شما شرم می‌کند [که حقیقت را بگوید] ولی خداوند از گفتن حق، شرم نمی‌کند، و نیز هنگامی که از همسران او [کالایی /] چیزی خواستید، از پشت حجاب و حایلی آن را از ایشان بخواهید، که این کارتان برای دلهای شما و دلهای ایشان پاکیزه‌تر است، و شما را نرسد که پیامبر خدا را آزار برسانید، و نیز نرسد که هرگز پس از او با همسرانش ازدواج کنید بی‌گمان این کارتان از نظر خداوند سهمگین است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! در خانه‌های پیامبر داخل نشوید مگر به شما برای صرف غذا اجازه داده شود، در حالی که (قبل از موعد نیایید و) در انتظار وقت غذا ننشینید؛ اما هنگامی که دعوت شدید داخل شوید؛ و وقتی غذا خوردید پراکنده شوید، و (بعد از صرف غذا) به بحث و صحبت ننشینید؛ این عمل، پیامبر را ناراحت می‌نماید، ولی از شما شرم می‌کند (و چیزی نمی‌گوید)؛ اما خداوند از (بیان) حق شرم ندارد! و هنگامی که چیزی از وسایل زندگی را (بعنوان عاریت) از آنان [= همسران پیامبر] می‌خواهید از پشت پرده بخواهید؛ این کار برای پاکی دلهای شما و آنها بهتر است! و شما حق ندارید رسول خدا را آزار دهید، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسری خود درآورید که این کار نزد خدا بزرگ است!///ای آنان که ایمان آوردید درنیائید به خانه‌های پیمبر جز آنکه دستور داده شود به شما بسوی خوراکی نانگرانان بجای آن و لیکن هر گاه خوانده شدید درآئید و هر گاه خوردید پس پراکنده شوید و نه انس‌گیرندگان به سخنی همانا این آزار می‌داد پیمبر را و او شرم می‌داشت از شما و خدا پروا ندارد از حق و هر گاه خواستار کالایی باشید از ایشان پس بخواهید از ایشان از پشت پرده (پوششی) این پاکتر است برای دلهای شما و دلهای آنان و نرسد شما را که بیازارید پیمبر خدا را و نه آنکه همسر گیرید زنانش را از پس او هیچگاه همانا آن است نزد خدا گران (بزرگ)///هان ای کسانی که ایمان آوردید! داخل خانه‌های پیامبر نشوید -مگر آنکه برای (خوردن) طعامی به شما اجازه داده شود- بی‌آنکه در انتظار آماده‌شدن آن (اجازه یا طعام) باشید؛ ولی هنگامی که دعوت شدید داخل شوید، تا چون غذا خوردید پراکنده گردید و (نیز) در حال انس به گفتاری (در حضور حضرتش) نباشید. این (رفتار شما) پیامبر را می‌رنجانیده؛ پس از شما شرم می‌داشته است و خدا از حق شرم نمی‌دارد. و چون از زنانش چیزی خواستید، از پشت پرده‌ای از آنان بخواهید؛ این برای دل‌های شما و دل‌های آنان پاکیزه‌تر است و برای شما هرگز (حقی) نبوده که رسول خدا را بیازارید و هرگز نباید پس از (طلاقشان یا مرگ) وی با همسرانش ازدواج کنید (که) همواره این (کار) نزد خدا (گناهی) بزرگ بوده‌است. quran_en_fa Whether ye reveal anything or conceal it, verily Allah has full knowledge of all things. اگر چیزی را آشکار کنید یا آن را پنهان نمایید [خدا می‌داند]؛ یقینا خدا به هر چیزی داناست.///اگر چیزی را آشکار کنید یا آن را پنهان نمایید [خدا می‌داند]؛ یقینا خدا به هر چیزی داناست.///اگر چیزى را آشکار کنید یا مخفى دارید، در هر حال خدا به هر چیزى آگاه است.///اگر چیزى را آشکار کنید یا آن را پنهان دارید، بى‌تردید خداوند از همه چیز آگاه است///اگر چیزى را فاش کنید یا آن را پنهان دارید قطعا خدا به هر چیزى داناست.///اگر چیزى را آشکار نمایید یا پنهانش کنید، بى‌شک خداوند همواره به هر چیزى داناست.///و (از خدا بترسید که) هر چیزی را اگر آشکار یا پنهان کنید خدا (بر آن و) بر همه امور جهان کاملا آگاه است.///اگر چیزی را آشکار کنید یا پنهانش بدارید، بدانید که خداوند به هر چیزی داناست‌///اگر چیزی را آشکار کنید یا آن را پنهان دارید، خداوند از همه چیز آگاه است!///اگر آشکار سازید چیزی را یا نهان داریدش همانا خدا است به همه چیز دانا///اگر چیزی را فاش کنید، یا آن را پنهان بدارید، (بدانید که) همواره خدا به هر چیزی بسی دانا بوده است. quran_en_fa There is no blame (on these ladies if they appear) before their fathers or their sons, their brothers, or their brother's sons, or their sisters' sons, or their women, or the (slaves) whom their right hands possess. And, (ladies), fear Allah; for Allah is Witness to all things. همسران پیامبر را نزد پدرانشان و پسرانشان و برادرانشان و پسران برادرانشان و پسران خواهرانشان و زنان هم کیششان و بردگانشان [در ترک پوشش و حجاب] گناهی نیست؛ و از خدا پروا کنید که خدا به هر چیزی گواه است.///همسران پیامبر را نزد پدرانشان و پسرانشان و برادرانشان و پسران برادرانشان و پسران خواهرانشان و زنان هم کیششان و بردگانشان [در ترک پوشش و حجاب] گناهی نیست؛ و از خدا پروا کنید که خدا به هر چیزی گواه است.///زنان را گناهى نیست اگر در نزد پدر و پسر و برادر و برادرزاده و خواهرزاده و زنان همدین و یا کنیزان خود بى‌حجاب باشند. و باید از خدا بترسید که خدا بر هر چیزى ناظر است.///بر آنها در مورد پدران و پسران و برادران و برادرزاده‌ها و خواهرزاده‌هایشان و زنان [همکیش‌] خود و بردگانشان گناهى نیست [که نزدشان بى‌حجاب باشند]، و [اى زنان پیامبر!] از خدا بترسید که خدا بر هر چیزى ناظر است///بر زنان در مورد پدران و پسران و برادران و پسران برادران و پسران خواهران و زنان [همکیش‌] و بردگانشان گناهى نیست [که دیده شوند]؛ و باید از خدا پروا بدارید که خدا همواره بر هر چیزى گواه است.///بر زنان، [نداشتن حجاب] در [برابر] پدران و پسران و برادران و پسران برادر و پسران خواهر، و دیگر زنان [مسلمان] و کنیزانشان گناهى نیست. و تقواى الهى پیشه کنید؛ زیرا خداوند همواره بر هر چیزى گواه است.///و زنان را باکی نیست که بر پدران و فرزندان و برادران و برادرزادگان و خواهر زادگان و زنان مسلمان و کنیزان ملکی (و نابالغ غلامان بی‌ریبه) بی‌حجاب در آیند (و از غیر اینها باید احتجاب کنند) و (ای بانوان) از خدا (در خیانت و زشتی پنهان) بترسید، که خدا بر همه چیز کاملا گواه و آگاه است.///[ولی‌] بر آنان [در مورد فروگذاشتن حجاب‌] در مورد پدرانشان، و پسرانشان، و برادرانشان، و پسران برادرشان، و پسران خواهرشان، و نیز زنان همنشینشان و ملک یمینهایشان گناهی نیست، و از خداوند پروا کنید که خدا بر هر چیزی گواه است‌///بر آنان [= همسران پیامبر] گناهی نیست در مورد پدران و فرزندان و برادران و فرزندان برادران و فرزندان خواهران خود و زنان مسلمان و بردگان خویش (که بدون حجاب و پرده با آنها تماس بگیرند)؛ و تقوای الهی را پیشه کنید که خداوند نسبت به هر چیزی شاهد و آگاه است.///پروائی نیست بر آن زنان در پدران ایشان و نه فرزندان ایشان و نه برادران ایشان و نه برادرزادگان ایشان و نه خواهرزادگان ایشان و نه زنان ایشان و نه آنچه دارا است دستهای ایشان و بترسید ای زنان خدا را که خدا است بر همه چیز گواه‌///بر ایشان [: زنان پیامبر] در مورد پدرانشان و نه پسرانشان و نه برادرانشان و نه پسران برادرانشان و نه پسران خواهرانشان و نه زنان [: همکیش] شان و نه بردگانشان هیچ گناهی نیست (که دیده شوند) و باید از خدا پروا بدارید که خدا همواره بر هر چیزی بسی گواه بوده‌است. quran_en_fa Allah and His angels send blessings on the Prophet: O ye that believe! Send ye blessings on him, and salute him with all respect. همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود و رحمت می‌فرستند. ای اهل ایمان! بر او درود فرستید و آن گونه که شایسته است، تسلیم او باشید.///همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود و رحمت می‌فرستند. ای اهل ایمان! بر او درود فرستید و آن گونه که شایسته است، تسلیم او باشید.///خدا و فرشتگانش بر پیامبر صلوات مى‌فرستند. اى کسانى که ایمان آورده‌اید، بر او صلوات فرستید و سلام کنید؛ سلامى نیکو.///بى‌گمان، خدا و فرشتگان او بر پیامبر درود مى‌فرستند. اى کسانى که ایمان آورده‌اید! بر او درود فرستید و سلام گویید، سلامى [شایسته و تسلیم فرمان او باشید]///خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود مى‌فرستند. اى کسانى که ایمان آورده‌اید، بر او درود فرستید و به فرمانش بخوبى گردن نهید.///به راستی خداوند و فرشتگان او بر پیامبر درود مى‌فرستند. اى کسانى که ایمان آورده‌اید! شما [نیز] بر او درود فرستید و به او سلام کنید، و کاملا تسلیم او باشید.///خدا و فرشتگانش بر (روان پاک) این پیغمبر صلوات و درود می‌فرستند شما هم ای اهل ایمان، بر او صلوات و درود بفرستید و با تعظیم و اجلال بر او سلام گویید و تسلیم فرمان او شوید.///همانا خداوند و فرشتگانش به پیامبر درود می‌فرستند، ای مؤمنان [شما نیز] بر او درود بفرستید و سلام [و تسلیم‌] عرضه دارید///خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بر او درود فرستید و سلام گویید و کاملا تسلیم (فرمان او) باشید.///همانا خدا و فرشتگانش درود (آمرزش) فرستند بر پیمبر ای آنان که ایمان آوردید درود فرستید بر او و سلام کنید سلام کردنی (فرمانش را گردن نهید گردن‌نهادنی)///خدا و فرشتگانش به‌راستی بر پیامبر رحمت می‌فرستند. هان ای کسانی که ایمان آوردید! بر او (از خدا) رحمت بخواهید و به فرمانش به‌خوبی گردن نهید. quran_en_fa Those who annoy Allah and His Messenger - Allah has cursed them in this World and in the Hereafter, and has prepared for them a humiliating Punishment. قطعا آنان که خدا و پیامبرش را می‌آزارند، خدا در دنیا و آخرت لعنتشان می‌کند، و برای آنان عذابی خوارکننده آماده کرده است.///قطعا آنان که خدا و پیامبرش را می‌آزارند، خدا در دنیا و آخرت لعنتشان می‌کند، و برای آنان عذابی خوارکننده آماده کرده است.///هر آینه کسانى را که خدا و پیامبرش را آزار مى‌دهند، خدا در دنیا و آخرت لعنت کرده و برایشان عذابى خوارکننده مهیا کرده است.///بى‌گمان، کسانى که خدا و پیامبر او را آزار مى‌دهند، خدا آنها را در دنیا و آخرت لعنت کرده و برایشان عذابى خفت‌بار آماده کرده است///بى‌گمان، کسانى که خدا و پیامبر او را آزار مى‌رسانند، خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرده و برایشان عذابى خفت‌آور آماده ساخته است.///کسانى که خدا و پیامبرش را می‌آزارند، خداوند در دنیا و آخرت آنان را لعنت مى‌کند، و براى آنان عذاب خوارکننده‌اى آماده کرده است.///آنان که خدا و رسول را (به عصیان و مخالفت) آزار و اذیت می‌کنند خدا آنها را در دنیا و آخرت لعن کرده (و از رحمت خود دور گرداند) و بر آنان عذابی با ذلت و خواری مهیا ساخته است.///کسانی که [می‌خواهند] خداوند و پیامبر او را «برنجانند»، خداوند در دنیا و آخرت ایشان را لعنت می‌کند و برایشان عذابی خفت‌بار آماده ساخته است‌///آنها که خدا و پیامبرش را آزار می‌دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور ساخته، و برای آنها عذاب خوارکننده‌ای آماده کرده است.///همانا آنان که بیازارند خدا و پیمبرش لعن کرد ایشان را خدا در دنیا و آخرت و آماده کرد برای ایشان عذابی خوارسازنده را///بی‌گمان کسانی که خدا و پیامبر او را آزار می‌رسانند، خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرده و برایشان عذابی اهانت‌بار آماده ساخته است. quran_en_fa And those who annoy believing men and women undeservedly, bear (on themselves) a calumny and a glaring sin. و کسانی که مردان و زنان مؤمن را [با متهم کردن] به اعمالی که انجام نداده‌اند، می‌آزارند، بی تردید بهتان و گناه بزرگی بر عهده گرفته‌اند.///و کسانی که مردان و زنان مؤمن را [با متهم کردن] به اعمالی که انجام نداده‌اند، می‌آزارند، بی تردید بهتان و گناه بزرگی بر عهده گرفته‌اند.///و کسانى که مردان مؤمن و زنان مؤمن را بى‌هیچ گناهى که کرده باشند مى‌آزارند، تهمت و گناه آشکارى را بر دوش مى‌کشند.///و کسانى که مردان و زنان مؤمن را با [نسبت دادن‌] گناهى که نکرده‌اند آزار مى‌دهند، قطعا تهمت و گناه آشکارى را به گردن گرفته‌اند///و کسانى که مردان و زنان مؤمن را بى‌آنکه مرتکب [عمل زشتى‌] شده باشند آزار مى‌رسانند، قطعا تهمت و گناهى آشکار به گردن گرفته‌اند.///و کسانى که مردان و زنان باایمان را بی­آنکه کارى [ناپسند] کرده باشند، می‌آزارند، بی‌شک بهتان و گناه روشنى را بر دوش کشیده‌اند.///و آنان که مردان و زنان با ایمان بی‌تقصیر و گناه را بیازارند (بترسند که) دانسته بار تهمت و گناه آشکار بزرگی را برداشته‌اند.///و کسانی که مردان و زنان مؤمن را، بدون آنکه مرتکب عملی [ناروا] شده باشند، آزار می‌رسانند، زیر بار بهتان و گناهی آشکار رفته‌اند///و آنان که مردان و زنان باایمان را به خاطر کاری که انجام نداده‌اند آزار می‌دهند؛ بار بهتان و گناه آشکاری را به دوش کشیده‌اند.///و آنان که بیازارند مردان و زنان مؤمن را بجز آنچه فراهم کردند همانا برداشتند تهمتی و گناهی آشکار را///و کسانی که مردان و زنان مؤمن را - بی‌آنکه مرتکب عمل ناهنجاری شده باشند - آزار می‌دهند، همواره بار تهمت و گناهی دنباله‌دار (و) آشکارگر بر دوش گرفته‌اند. quran_en_fa O Prophet! Tell thy wives and daughters, and the believing women, that they should cast their outer garments over their persons (when abroad): that is most convenient, that they should be known (as such) and not molested. And Allah is Oft-Forgiving, Most Merciful. ای پیامبر! به همسرانت و دخترانت و همسران کسانی که مؤمن هستند بگو: چادرهایشان را بر خود فرو پوشند [تا بدن و آرایش و زیورهایشان در برابر دید نامحرمان قرار نگیرد.] این [پوشش] به اینکه [به عفت و پاکدامنی] شناخته شوند نزدیک‌تر است، و در نتیجه [از سوی اهل فسق و فجور] مورد آزار قرار نخواهند گرفت؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///ای پیامبر! به همسرانت و دخترانت و همسران کسانی که مؤمن هستند بگو: چادرهایشان را بر خود فرو پوشند [تا بدن و آرایش و زیورهایشان در برابر دید نامحرمان قرار نگیرد.] این [پوشش] به اینکه [به عفت و پاکدامنی] شناخته شوند نزدیک‌تر است، و در نتیجه [از سوی اهل فسق و فجور] مورد آزار قرار نخواهند گرفت؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///اى پیامبر، به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که چادر خود را بر خود فرو پوشند. این مناسب‌تر است، تا شناخته شوند و مورد آزار واقع نگردند. و خدا آمرزنده و مهربان است.///اى پیامبر! به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوشش‌هاى خود را بر خود بپیچند. این براى آن که [به عفیف بودن‌] شناخته شوند و مورد تعرض [هوسبازان‌] قرار نگیرند نزدیک‌تر است، و خدا آمرزنده و مهربان است///اى پیامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: «پوششهاى خود را بر خود فروتر گیرند. این براى آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیکتر است، و خدا آمرزنده مهربان است.///اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو که چادرهایشان را بر [اندام] خود نیک بپوشند این [پوشش‌] مناسب‌تر است، تا [به عفت و پاکدامنى] شناخته شوند و [از سوى بدکاران] مورد آزار قرار نگیرند. و [اگر تاکنون خطا و کوتاهى از آنها سر زده است، توبه کنند،] خداوند همواره آمرزنده‌ی مهربان است.///ای پیغمبر (گرامی) با زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را به چادر فرو پوشند، که این کار برای اینکه آنها (به عفت و حریت) شناخته شوند تا از تعرض و جسارت (هوس رانان) آزار نکشند بسیار نزدیکتر است و خدا (در حق خلق) بسیار آمرزنده و مهربان است.///ای پیامبر به همسرانت و دخترانت و زنان مسلمان بگو که روسریهای خود را بر خود بپوشند، که به این وسیله محتمل‌ترست که شناخته شوند و رنجانده نشوند، و خداوند آمرزگار مهربان است‌///ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلبابها [= روسری‌های بلند] خود را بر خویش فروافکنند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است؛ (و اگر تاکنون خطا و کوتاهی از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است.///ای پیمبر بگو به زنان خویش و دختران خویش و زنان مؤمنین که فروهلند بر خویشتن از روپوششهای خویش این نزدیکتر است بدان که شناخته شوند پس آزار نشوند و خدا است آمرزنده مهربان‌///هان ای پیامبر برجسته! به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو (که) برخی از پوشش‌های سرتاسری خود را بر خود فرو گیرند. این (خود) به آن نزدیکتر است که (به پاکدامنی) شناخته شوند؛ پس مورد آزار قرار نگیرند. و خدا بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان بوده است. quran_en_fa Truly, if the Hypocrites, and those in whose hearts is a disease, and those who stir up sedition in the City, desist not, We shall certainly stir thee up against them: Then will they not be able to stay in it as thy neighbours for any length of time: اگر منافقان و آنان که در دل هایشان بیماری [ضعف ایمان] است و آنانکه در مدینه شایعه‌های دروغ و دلهره آور پخش می‌کنند [از رفتار زشتشان] باز نایستند، تو را بر ضد آنان برمی انگیزیم [که یا تبعیدشان کنی یا با آنان بجنگی]، آن گاه در این شهر جز اندکی [که خالص و پاک هستند] در کنار تو نخواهند ماند.///اگر منافقان و آنان که در دل هایشان بیماری [ضعف ایمان] است و آنانکه در مدینه شایعه‌های دروغ و دلهره آور پخش می‌کنند [از رفتار زشتشان] باز نایستند، تو را بر ضد آنان برمی انگیزیم [که یا تبعیدشان کنی یا با آنان بجنگی]، آن گاه در این شهر جز اندکی [که خالص و پاک هستند] در کنار تو نخواهند ماند.///اگر منافقان و کسانى که در دلهایشان مرضى است و آنها که در مدینه شایعه مى‌پراکنند از کار خود باز نایستند، تو را بر آنها مسلط مى‌گردانیم تا از آن پس جز اندکى با تو در شهر همسایه نباشند.///اگر منافقان و کسانى که در دل‌هایشان مرض است و شایعه افکنان در مدینه، [از کارهاى خود و آزار زنان‌] باز نایستند، تو را سخت بر آنان مى‌شورانیم که جز مدت کوتاهى نمى‌توانند در کنار تو در این شهر بمانند///اگر منافقان و کسانى که در دلهایشان مرضى هست و شایعه‌افکنان در مدینه، [از کارشان‌] باز نایستند، تو را سخت بر آنان مسلط مى‌کنیم تا جز [مدتى‌] اندک در همسایگى تو نپایند.///اگر منافقان و کسانى که در دل‌هایشان بیمارى است و آنان که در مدینه شایعه‌پراکنى مى‌کنند، [از کارشان] دست برندارند، مسلما تو را بر ضد آنان مى‌شورانیم. [تا تبعیدشان کنی.] آن‌گاه جز مدت کوتاهى نمى‌توانند در کنار تو در این شهر بمانند.///البته (بعد از این) اگر منافقان و آنان که در دلهاشان مرض (و ناپاکی) است و هم آنها که در مدینه (بر ضد اسلام) تبلیغات سوء می‌کنند (و دل اهل ایمان را مضطرب و هراسان می‌سازند) دست (از این زشتی و بدکاری) نکشند ما هم تو را بر (قتال) آنها بر انگیزیم (و بر جان و مال آنها مسلط گردانیم) که از آن پس جز اندک زمانی در مدینه در جوار تو زیست نتوانند کرد.///اگر منافقان و بیماردلان و شایعه‌سازان در مدینه [از کارهای خود] دست برندارند، تو را به ایشان تسلط دهیم و سپس جز اندک مدتی در آن [شهر مدینه‌] در جوار تو نباشند///اگر منافقان و بیماردلان و آنها که اخبار دروغ و شایعات بی‌اساس در مدینه پخش می‌کنند دست از کار خود بر ندارند، تو را بر ضد آنان می‌شورانیم، سپس جز مدت کوتاهی نمی‌توانند در کنار تو در این شهر بمانند!///اگر کوتاه نیایند (پس نکنند) دورویان و آنان که در دلهاشان بیماری است و هرزه درآیان در شهر (اراجیف‌گویان) هرآینه بشورانیمت بر آنان تا همسایگیت نکنند در آن مگر اندکی‌///به‌راستی اگر منافقان و کسانی که در دل‌هایشان مرضی هست (و دگرگون‌کنندگان) و زلزله‌افکنان در مدینه (از کارشان) باز نایستند، همواره تو را سخت بر آنان به گونه‌ای تنگاتنگ چیره می‌کنیم. سپس جز اندکی در جوار (و همسایگی) تو نپایند. quran_en_fa They shall have a curse on them: whenever they are found, they shall be seized and slain (without mercy). [این چند گروه به علت اعمال ناهنجارشان] طردشدگان [از رحمت خدای] اند، هرجا که یافت شوند باید دستگیر شوند، و به سختی به قتل برسند.///[این چند گروه به علت اعمال ناهنجارشان] طردشدگان [از رحمت خدای] اند، هرجا که یافت شوند باید دستگیر شوند، و به سختی به قتل برسند.///اینان لعنت‌شدگانند. هر جا یافته شوند باید دستگیر گردند و به سختى کشته شوند.///مورد خشم و لعنت [خدا] هستند و هر کجا یافته شوند دستگیر و به سختى کشته مى‌شوند///از رحمت خدا دور گردیده و هر کجا یافته شوند گرفته و سخت کشته خواهند شد.///آنان لعنت شدگانند. هر کجا یافت شوند، باید دستگیر و به سختى کشته شوند.///این مردم (پلید بدکار) رانده درگاه حقند، باید هرجا یافت شوند آنان را گرفته و جدا به قتل رساند.///اینان ملعونند و هر جا که یافته شوند، باید بی‌محابا به اسارت و قتل درآیند///و از همه جا طرد می‌شوند، و هر جا یافته شوند گرفته خواهند شد و به سختی به قتل خواهند رسید!///لعن شدگان (راندگان) هر کجا یافت شوند دستگیر شوند و سخت کشته شوند کشته‌شدنی‌///حال آنکه اینان لعنت‌شدگانند و هر کجا - با پیگیری دقیق و کارساز- یافته شدند دستگیر و کشته شوند، (چه) کشتاری! quran_en_fa (Such was) the practice (approved) of Allah among those who lived aforetime: No change wilt thou find in the practice (approved) of Allah. خدا شیوه و روش خود را درباره کسانی [مانند این خائنان] که پیش‌تر درگذشتند، این گونه قرار داده است، و برای شیوه و روش خدا هرگز تغییر و دگرگونی نخواهی یافت.///خدا شیوه و روش خود را درباره کسانی [مانند این خائنان] که پیش‌تر درگذشتند، این گونه قرار داده است، و برای شیوه و روش خدا هرگز تغییر و دگرگونی نخواهی یافت.///این سنت خداوندى است که در میان پیشینیان نیز بود و در سنت خدا تغییرى نخواهى یافت.///این سنت خدا در باره‌ى کسانى است که پیش‌تر بوده‌اند، و در سنت خدا هرگز تغییرى نخواهى یافت///در باره کسانى که پیشتر بوده‌اند [همین‌] سنت خدا [جارى بوده‌] است؛ و در سنت خدا هرگز تغییرى نخواهى یافت.///درباره‌ی کسانى که پیش‌تر بوده‌اند [نیز، همین‌] شیوه و سنت خدا [جارى بوده‌] است. و در شیوه و سنت خدا هرگز دگرگونى و تغییرى نخواهى یافت.///این سنت خدا (و طریقه حق) است که در همه ادوار امم گذشته برقرار بوده (که منافقان و فتنه انگیزان را رسولان حق به قتل رسانند) و بدان که سنت خدا هرگز مبدل نخواهد گشت.///این سنت الهی است که در باب پیشینیان جاری بوده است، و هرگز در سنت الهی تغییر و تبدیلی نخواهی یافت‌///این سنت خداوند در اقوام پیشین است، و برای سنت الهی هیچ گونه تغییر نخواهی یافت!///شیوه خدا در آنان که گذشتند از پیش و هرگز نیابی شیوه خدا را دگرگونی‌///روش کسانی را که پیشتر بوده‌اند (نگه‌دار و ارج بدار). برای سنت خدا هرگز جایگزینی نخواهی یافت. quran_en_fa Men ask thee concerning the Hour: Say, "The knowledge thereof is with Allah (alone)": and what will make thee understand?- perchance the Hour is nigh! مردم درباره [وقت] قیامت از تو می‌پرسند، بگو: دانش و آگاهی آن فقط نزد خداست. و تو چه می‌دانی؟ شاید قیامت نزدیک باشد.///مردم درباره [وقت] قیامت از تو می‌پرسند، بگو: دانش و آگاهی آن فقط نزد خداست. و تو چه می‌دانی؟ شاید قیامت نزدیک باشد.///مردم تو را از قیامت مى‌پرسند، بگو: علم آن نزد خداست. و تو چه مى‌دانى، شاید قیامت نزدیک باشد.///مردم از تو از وقت رستاخیز مى‌پرسند، بگو: علم آن فقط نزد خداست، و تو چه مى‌دانى، شاید رستاخیز نزدیک باشد///مردم از تو در باره رستاخیز مى‌پرسند؛ بگو: «علم آن فقط نزد خداست.» و چه مى دانى؟ شاید رستاخیز نزدیک باشد.///مردم پیوسته درباره‌ی [زمان] قیامت از تو مى‌پرسند. بگو: «علم آن تنها نزد خداست.» و تو چه مى‌دانى؟ شاید قیامت نزدیک باشد.///مردم از تو می‌پرسند که ساعت قیامت کی خواهد بود؟ جواب ده که آن را خدا می‌داند و بس. و تو چه می‌دانی (بگو به این مردم غافل) شاید آن ساعت بسیار موقعش نزدیک باشد.///مردم از تو درباره قیامت می‌پرسند، بگو علم آن [و اطلاع از زمانش‌] با خداوند است، و تو چه دانی چه بسا قیامت نزدیک باشد///مردم از تو درباره (زمان قیام) قیامت سؤال می‌کنند، بگو: «علم آن تنها نزد خداست!» و چه می‌دانی شاید قیامت نزدیک باشد!///پرسندت مردم از ساعت بگو جز این نیست که علم آن نزد خدا است و چه دانی تو (یا چه دانا سازدت) شاید ساعت است نزدیک‌///مردم از تو درباره‌ی ساعت (آخرت) می‌پرسند. بگو: «علم آن تنها نزد خداست‌.» و چه به تو می‌فهماند؟ شاید (این) ساعت نزدیک باشد. quran_en_fa Verily Allah has cursed the Unbelievers and prepared for them a Blazing Fire,- همانا خدا کافران را لعنت کرده، و آتشی افروخته برای آنان آماده کرده است.///همانا خدا کافران را لعنت کرده، و آتشی افروخته برای آنان آماده کرده است.///خدا کافران را لعنت کرده و برایشان آتشى سوزان مهیا کرده است،///به یقین، خدا کافران را لعنت کرده و براى آنها آتشى برافروخته آماده کرده است///خدا کافران را لعنت کرده و براى آنها آتش فروزانى آماده کرده است.///خداوند کافران را لعنت کرده [و از رحمت خود دور ساخته،] و براى آنان آتش فروزانى فراهم کرده است.///خدا کافران را لعن کرده و بر آنان آتش افروخته دوزخ مهیا گردانیده است.///بی‌گمان خداوند کافران را لعنت کرده است، و برای آنان آتشی [سهمگین‌] آماده ساخته است‌///خداوند کافران را لعن کرده (و از رحمت خود دور داشته) و برای آنان آتش سوزاننده‌ای آماده نموده است،///همانا خدا لعن کرد کافران و آماده کرد برای ایشان آتشی سوزان‌///خدا کافران را بی‌گمان لعنت نموده و برایشان آتشی بس (سوزان و) فروزان آماده کرده است. quran_en_fa To dwell therein for ever: no protector will they find, nor helper. همیشه در آن جاودانه‌اند، و سرپرست و یاوری [که آنان را نجات دهد] نیابند.///همیشه در آن جاودانه‌اند، و سرپرست و یاوری [که آنان را نجات دهد] نیابند.///که در آن جاودانه‌اند و هیچ دوست و یاورى نخواهند یافت.///جاودانه در آن مى‌مانند نه دوستى مى‌یابند و نه یاورى///جاودانه در آن مى‌مانند، نه یارى مى‌یابند و نه یاورى.///آنان براى همیشه در آن مى‌مانند و دوست و یاورى نمى‌یابند.///که در آن دوزخ همیشه معذبند و (بر نجات خود) هیچ یار و یاوری نخواهند یافت.///که جاودانه در آنند، و یار و یاوری نمی‌یابند///در حالی که همواره در آن تا ابد می‌مانند، و ولی و یاوری نخواهند یافت!///جاودانان در آن همیشه نیابند یاری و نه یاوری را///جاودانه در آن می‌مانند، (حال آنکه) نه سرپرستی می‌یابند و نه یاوری. quran_en_fa The Day that their faces will be turned upside down in the Fire, they will say: "Woe to us! Would that we had obeyed Allah and obeyed the Messenger!" روزی که چهره هایشان را در آتش از سویی به سویی می‌گردانند، [و] می‌گویند: ای کاش ما [در دنیا] از خدا و پیامبر اطاعت کرده بودیم،///روزی که چهره هایشان را در آتش از سویی به سویی می‌گردانند، [و] می‌گویند: ای کاش ما [در دنیا] از خدا و پیامبر اطاعت کرده بودیم،///روزى که صورتهایشان را در آتش بگردانند، مى‌گویند: اى کاش خدا را اطاعت کرده بودیم و رسول را اطاعت کرده بودیم.///روزى که چهره‌هایشان در آتش دگرگون شود، مى‌گویند: اى کاش خدا را فرمان مى‌بردیم و پیامبر را اطاعت مى‌کردیم///روزى که چهره‌هایشان را در آتش زیرورو مى‌کنند، مى‌گویند: «اى کاش ما خدا را فرمان مى‌بردیم و پیامبر را اطاعت مى‌کردیم.»///روزى که صورت‌هاى آنان در آتش گردانده مى‌شود، [با حسرت] مى‌گویند: «اى کاش خدا را اطاعت مى‌کردیم و پیرو فرستاده­اش بودیم.»///در آن روز صورتهاشان در آتش همی بگردد و (فریاد پشیمانی از دل برکشند و) گویند: ای کاش که ما (در دنیا) خدا و رسول را اطاعت می‌کردیم.///روزی که چهره‌هایشان در آتش [دوزخ‌] گردانده شود، گویند کاش از خداوند اطاعت می‌کردیم و از پیامبر اطاعت می‌کردیم‌///در آن روز که صورتهای آنان در آتش (دوزخ) دگرگون خواهد شد (از کار خویش پشیمان می‌شوند و) می‌گویند: «ای کاش خدا و پیامبر را اطاعت کرده بودیم!»///روزی که گردش داده شود رویهای ایشان در آتش گویند کاش فرمانبرداری می‌کردیم خدا را و فرمانبرداری می‌کردیم پیمبر را///روزی که چهره‌هایشان در آتش دگرگون شود، گویند: «ای کاش ما خدا را فرمان می‌بردیم و پیامبر را (نیز) اطاعت می‌کردیم.» quran_en_fa And they would say: "Our Lord! We obeyed our chiefs and our great ones, and they misled us as to the (right) Path. و می‌گویند: پروردگارا! همانا ما از فرمانروایان و بزرگانمان اطاعت کردیم، در نتیجه گمراهمان کردند.///و می‌گویند: پروردگارا! همانا ما از فرمانروایان و بزرگانمان اطاعت کردیم، در نتیجه گمراهمان کردند.///و گفتند: اى پروردگار ما، از سروران و بزرگان خود اطاعت کردیم و آنان ما را گمراه کردند.///و گویند: پروردگارا! ما پیشوایان و بزرگان خویش را اطاعت کردیم و آنها ما را از راه به در کردند///و مى‌گویند: «پروردگارا، ما رؤسا و بزرگتران خویش را اطاعت کردیم و ما را از راه به در کردند.»///و می‌گویند: «پروردگارا! ما سران و بزرگانمان را اطاعت کردیم و آنان ما را از راه به­در کردند.///و گویند: ای خدا، ما اطاعت امر بزرگان و پیشوایان (فاسد) خود را کردیم که ما را به راه ضلالت کشیدند.///و گویند پروردگارا ما از پیشوایان و بزرگترانمان اطاعت کردیم، آنگاه ما را به گمراهی کشاندند///و می‌گویند: «پروردگارا! ما از سران و بزرگان خود اطاعت کردیم و ما را گمراه ساختند!///و گفتند پروردگارا همانا فرمان بردیم مهتران خویش و بزرگان خویش را پس گمراه ساختند ما را از راه‌///و گفتند: «پروردگارمان! ما همواره سران و بزرگانمان را اطاعت کردیم، پس ما را از راه (راست) به بیراهه بردند.» quran_en_fa "Our Lord! Give them double Penalty and curse them with a very great Curse!" پروردگارا! آنان را از عذاب دو چندان ده، و کاملا از رحمتت دورشان ساز.///پروردگارا! آنان را از عذاب دو چندان ده، و کاملا از رحمتت دورشان ساز.///اى پروردگار ما، عذابشان را دو چندان کن و به لعنت بزرگى گرفتارشان ساز.///پروردگارا! آنها را دو چندان عذاب ده و لعنتشان کن، لعنتى بزرگ/// «پروردگارا، آنان را دو چندان عذاب ده و لعنتشان کن لعنتى بزرگ.»///پروردگارا! آنان را دو چندان عذاب ده و کاملا از رحمتت دورشان ساز!»///و تو ای خدا عذاب آنان را (سخت و) مضاعف ساز و به لعن و غضب بزرگ و شدید گرفتارشان گردان.///پروردگار را به آنان دوچندان [سهم‌] از عذاب بده و عظیم لعنتشان کن‌///پروردگارا! آنان را از عذاب، دو چندان ده و آنها را لعن بزرگی فرما!»///پروردگارا بدیشان دو برابر فرما از عذاب و لعن کن ایشان را لعنی بزرگ‌///«پروردگارمان! آنان را دو چندان عذاب بده و لعنتشان کن، لعنتی بزرگ.» quran_en_fa O ye who believe! Be ye not like those who vexed and insulted Moses, but Allah cleared him of the (calumnies) they had uttered: and he was honourable in Allah's sight. ای اهل ایمان! [درباره پیامبرتان] مانند کسانی نباشید که موسی را [با تهمت و دروغ بستن به او] آزار دادند و خدا او را از آنچه درباره او می‌گفتند، پاک و مبرا ساخت، و او نزد خدا آبرومند بود.///ای اهل ایمان! [درباره پیامبرتان] مانند کسانی نباشید که موسی را [با تهمت و دروغ بستن به او] آزار دادند و خدا او را از آنچه درباره او می‌گفتند، پاک و مبرا ساخت، و او نزد خدا آبرومند بود.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، مباشید مانند آن کسان که موسى را آزرده کردند. و خدایش از آنچه گفته بودند مبرایش ساخت و نزد خدا آبرومند بود.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! مانند کسانى نباشید که موسى را [با اتهام خود] آزار دادند، و خدا او را از آنچه گفتند مبرا ساخت، و او نزد خدا آبرومند بود///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، مانند کسانى مباشید که موسى را [با اتهام خود] آزار دادند، و خدا او را از آنچه گفتند مبرا ساخت و نزد خدا آبرومند بود.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! [پیامبر را نرنجانید و] مانند کسانى نباشید که موسى را آزردند، پس خداوند او را از آنچه [درباره‌اش به تهمت] مى‌گفتند، تبرئه فرمود و او نزد خداوند آبرومند بود.///ای کسانی که ایمان آورده‌اید، شما مانند آن مردمی نباشید که پیغمبرشان موسی را (به تهمت زنا و قتل هارون و دیگر عیب‌جویی‌ها) بیازردند تا آنکه خدا او را از آنچه گفتند منزه ساخت (و پاکدامنیش بر همه روشن گردانید) و او نزد خدا (پیغمبری) آبرومند و محترم بود.///ای مؤمنان مانند کسانی که موسی را آزار دادند مباشید که خداوند از آنچه می‌گفتند [و بهتان می‌زدند] بری و برکنارش داشت، و نزد خداوند آبرومند بود///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! همانند کسانی نباشید که موسی را آزار دادند؛ و خداوند او را از آنچه در حق او می‌گفتند مبرا ساخت؛ و او نزد خداوند، آبرومند (و گرانقدر) بود!///ای آنان که ایمان آوردید نباشید مانند آنان که آزردند موسی را پس بیزار شمردش خدا از آنچه گفتند و بود نزد خدا آبرومند///هان ای کسانی که ایمان آوردید! مانند کسانی مباشید که موسی را (با تهمتی) آزردند، پس خدا او را از آنچه گفتند مبرا ساخت و نزد خدا آبرومند بود. quran_en_fa O ye who believe! Fear Allah, and (always) say a word directed to the Right: ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید و سخن درست و استوار گویید.///ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید و سخن درست و استوار گویید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از خدا بترسید و سخن درست بگویید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از خدا بترسید و سخن صواب گویید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از خدا پروا دارید و سخنى استوار گویید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! تقواى الهى پیشه کنید و سخن استوار بگویید.///ای اهل ایمان، متقی و خدا ترس باشید و همیشه به حق و صواب سخن گویید.///ای مؤمنان از خداوند پروا کنید و سخنی درست و استوار بگویید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! تقوای الهی پیشه کنید و سخن حق بگویید …///ای آنان که ایمان آوردید بترسید خدا را و بگوئید گفتاری استوار///هان ای کسانی که ایمان آوردید! از خدا پروا بدارید و سخنی خویشتن‌دار و پاسدار بگویید؛ quran_en_fa That He may make your conduct whole and sound and forgive you your sins: He that obeys Allah and His Messenger, has already attained the highest achievement. تا [خدا] اعمالتان را برای شما اصلاح کند و گناهتان را بر شما بیامرزد. و هرکس خدا و پیامبرش را اطاعت کند، بی تردید رستگاری بزرگی یافته است.///تا [خدا] اعمالتان را برای شما اصلاح کند و گناهتان را بر شما بیامرزد. و هرکس خدا و پیامبرش را اطاعت کند، بی تردید رستگاری بزرگی یافته است.///خدا کارهاى شما را به صلاح آورد و گناهانتان را بیامرزد. و هر که از خدا و پیامبرش اطاعت کند به کامیابى بزرگى دست یافته است.///تا کارهاى شما را اصلاح کند و گناهانتان را بر شما ببخشاید. و هر که خدا و رسولش را اطاعت کند، قطعا به کامیابى بزرگى نایل آمده است///تا اعمال شما را به صلاح آورد و گناهانتان را بر شما ببخشاید، و هر کس خدا و پیامبرش را فرمان برد قطعا به رستگارى بزرگى نایل آمده است.///تا خداوند کارهاى شما را اصلاح کند و گناهانتان را بیامرزد و هر کس خدا و پیامبرش را اطاعت کند، بی‌شک به رستگارى بزرگى دست یافته است.///تا خدا اعمال شما را (به لطف خود) اصلاح فرماید و از گناهان شما در گذرد. و هر که خدا و رسول را اطاعت کند البته به سعادت و فیروزی بزرگ نائل گردیده است.///تا اعمالتان و پیامبر او اطاعت کند، به راستی به رستگاری بزرگی نایل شده است‌///تا خدا کارهای شما را اصلاح کند و گناهانتان را بیامرزد؛ و هر کس اطاعت خدا و رسولش کند، به رستگاری (و پیروزی) عظیمی دست یافته است!///تا ساز آرد برای شما کارهای شما را و بیامرزد گناهان شما را و آنکه فرمان برد خدا و پیمبرش را همانا رستگار شده است رستگاریی بزرگ‌///تا اعمالتان را به صلاح آورد و گناهان دنباله‌دارتان را بر شما بپوشاند. و هر کس خدا و پیامبرش را فرمان برد، همواره به رستگاری بی‌آزار (و) بزرگی دست یافته است. quran_en_fa We did indeed offer the Trust to the Heavens and the Earth and the Mountains; but they refused to undertake it, being afraid thereof: but man undertook it;- He was indeed unjust and foolish;- یقینا ما امانت را [که تکالیف شرعیه سعادت بخش است] بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم و آنها از به عهده گرفتنش [به سبب اینکه استعدادش را نداشتند] امتناع ورزیدند و از آن ترسیدند، و انسان آن را پذیرفت بی تردید او [به علت ادا نکردن امانت] بسیار ستمکار، و [نسبت به سرانجام خیانت در امانت] بسیار نادان است.///یقینا ما امانت را [که تکالیف شرعیه سعادت بخش است] بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم و آنها از به عهده گرفتنش [به سبب اینکه استعدادش را نداشتند] امتناع ورزیدند و از آن ترسیدند، و انسان آن را پذیرفت بی تردید او [به علت ادا نکردن امانت] بسیار ستمکار، و [نسبت به سرانجام خیانت در امانت] بسیار نادان است.///ما این امانت را بر آسمانها و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم، از تحمل آن سرباز زدند و از آن ترسیدند. انسان آن امانت بر دوش گرفت، که او ستمکار و نادان بود.///ما امانت [الهى و بار تکلیف‌] را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم، و آنها [تکوینا] از پذیرفتن آن سرباز زدند و از آن هراسیدند، ولى انسان آن را بر دوش گرفت به راستى او ستمگرى نادان است///ما امانت [الهى و بار تکلیف‌] را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، پس، از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسناک شدند، و [لى‌] انسان آن را برداشت؛ راستى او ستمگرى نادان بود.///ما امانت [خود] را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم اما آنها از به عهده گرفتنش [به سبب این که استعدادش را نداشتند،] سر باز زدند و از آن ترسیدند؛ ولى انسان [چون استعداد آن را داشت و] آن را بر دوش گرفت، اما [قدر این مقام عظیم را نشناخت و به خود ستم کرد.] همانا او بس ستمکار و نادان بود.///ما بر آسمانها و زمین و کوههای عالم (و قوای عالی و دانی ممکنات) عرض امانت کردیم (و به آنها نور معرفت و طاعت و عشق و محبت کامل حق یا بار تکلیف یا نماز و طهارت یا مقام خلافت و ولایت و امامت را ارائه دادیم) همه از تحمل آن امتناع ورزیده و اندیشه کردند و انسان (ناتوان) آن را بپذیرفت، انسان هم (در مقام آزمایش و اداء امانت) بسیار ستمکار و نادان بود (که اکثر به راه جهل و عصیان شتافت).///ما امانت [خویش‌] را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم، ولی از پذیرفتن آن سر باززدند، و از آن هراسیدند، و انسان آن را پذیرفت، که او [در حق خویش‌] ستمکار نادانی بود///ما امانت (تعهد، تکلیف، و ولایت الهیه) را بر آسمانها و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم، آنها از حمل آن سر برتافتند، و از آن هراسیدند؛ اما انسان آن را بر دوش کشید؛ او بسیار ظالم و جاهل بود، (چون قدر این مقام عظیم را نشناخت و به خود ستم کرد)!///همانا عرض کردیم سپرده را بر آسمانها و زمین و کوه‌ها پس نیارستند برداشتنش را و بیمناک شدند از آن و برداشتش انسان همانا او بوده است ستمگری نادان‌///ما همواره امانت (الهی و بار تکلیف) را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها نمایش دادیم، پس از خیانت در آن سر باز زدند و از آن با بزرگ داشتش هراسناک شدند، پس انسان به آن خیانت کرد؛ همواره او کانون ستم و نادانی بوده است. quran_en_fa (With the result) that Allah has to punish the Hypocrites, men and women, and the Unbelievers, men and women, and Allah turns in Mercy to the Believers, men and women: for Allah is Oft-Forgiving, Most Merciful. تا نهایتا خدا مردان و زنان منافق، و مردان و زنان مشرک را [به سبب خیانت در امانت] عذاب کند و توبه مردان و زنان مؤمن را [به علت لغزش در امانت] بپذیرد؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///تا نهایتا خدا مردان و زنان منافق، و مردان و زنان مشرک را [به سبب خیانت در امانت] عذاب کند و توبه مردان و زنان مؤمن را [به علت لغزش در امانت] بپذیرد؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///تا خدا مردان منافق و زنان منافق و مردان مشرک و زنان مشرک را عذاب کند و توبه مردان مؤمن و زنان مؤمن را بپذیرد، که خدا آمرزنده و مهربان است.///[هدف این بود] که خدا مردان و زنان منافق، و مردان و زنان مشرک را [به خاطر سرپیچى از تکلیف‌] عذاب کند، و به مردان و زنان با ایمان توجه و عنایت کند، و خدا آمرزنده و مهربان است/// [آرى، چنین است‌] تا خدا مردان و زنان منافق، و مردان و زنان مشرک را عذاب کند و توبه مردان و زنان با ایمان را بپذیرد، و خدا همواره آمرزنده مهربان است.///[امانت عرضه شد] تا خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را [به علت تباه کردن امانت،] عذاب کند و لطف خود را بر مردان و زنان باایمان برگرداند [و توبه‌ى آنان را بپذیرد]. که خداوند همواره آمرزنده‌ى مهربان است.///(این عرض امانت) برای این بود که خدا مرد و زن منافق و مرد و زن مشرک همه را به قهر و عذاب گرفتار کند و از مرد و زن مؤمن (به رحمت) در گذرد، و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است..///تا سرانجام خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را عذاب کند، و از [غفلت و قصور] مردان و زنان مؤمن درگذرد، و خداوند آمرزگار مهربان است‌///هدف این بود که خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را (از مؤمنان جدا سازد و آنان را) عذاب کند، و خدا رحمت خود را بر مردان و زنان باایمان بفرستد؛ خداوند همواره آمرزنده و رحیم است!///تا عذاب کند خدا مردان دوروی و زنان دوروی را و مردان مشرک و زنان مشرک را و بازگشت کند خدا بر مردان و زنان مؤمن و بوده است خدا آمرزنده مهربان‌///(آری، چنان است) تا خدا مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را عذاب کند، و بر مردان و زنان با ایمان برگشت فرماید. و خدا همواره بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان بوده‌است. quran_en_fa Praise be to Allah, to Whom belong all things in the heavens and on earth: to Him be Praise in the Hereafter: and He is Full of Wisdom, acquainted with all things. همه ستایش‌ها ویژه خداست که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست، و همه ستایش‌ها در آخرت مخصوص اوست، و او حکیم و آگاه است.///همه ستایش‌ها ویژه خداست که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست، و همه ستایش‌ها در آخرت مخصوص اوست، و او حکیم و آگاه است.///ستایش از آن خدایى است که هر چه در آسمانها و هر چه در زمین است از آن اوست. و در آن جهان نیز ستایش از آن اوست و او حکیم و آگاه است.///ستایش خدایى را که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن اوست، و در آخرت [نیز] حمد و سپاس از آن اوست، و هم اوست حکیم آگاه///سپاس خدایى را که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست، و در آخرت [نیز] سپاس از آن اوست، و هم اوست سنجیده‌کار آگاه.///ستایش مخصوص خدایى است که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، از آن اوست. و در آخرت [نیز] حمد و ستایش تنها براى اوست. و اوست حکیم آگاه.///ستایش و سپاس مخصوص خداست که هر آنچه در آسمانها و زمین است همه ملک اوست و در عالم آخرت نیز شکر و سپاس مخصوص خداست (زیرا نعمتهای دنیا و آخرت همه عطای اوست) و او حکیم و آگاه است.///سپاس خداوندی را که آنچه در آسمانها و زمین است، از آن اوست، و در [آغاز و] آخرت نیز سپاس او راست و او فرزانه آگاه است‌///حمد (و ستایش) مخصوص خداوندی است که تمام آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست؛ و (نیز) حمد (و سپاس) برای اوست در سرای آخرت؛ و او حکیم و آگاه است.///سپاس خدای را که از آن وی است آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و او را است سپاس در آخرت و او است حکیم آگاه‌///همه‌ی سپاس‌ها ویژه‌ی خدایی است که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است تنها از اوست و در آخرت (نیز) هرگونه سپاس برای اوست و (هم) اوست بسی دانای حکیم. quran_en_fa He knows all that goes into the earth, and all that comes out thereof; all that comes down from the sky and all that ascends thereto and He is the Most Merciful, the Oft-Forgiving. [خدا] آنچه در زمین فرو می‌رود و آنچه از آن بیرون می‌آید و آنچه از آسمان فرود می‌آید و آنچه در آن بالا می‌رود عالم و آگاه است؛ و او مهربان و بسیار آمرزنده است.///[خدا] آنچه در زمین فرو می‌رود و آنچه از آن بیرون می‌آید و آنچه از آسمان فرود می‌آید و آنچه در آن بالا می‌رود عالم و آگاه است؛ و او مهربان و بسیار آمرزنده است.///هر چه را که در زمین فرو شود و هر چه را که از زمین بیرون آید و هر چه را که از آسمان فرود آید و هر چه را که بر آسمان بالا رود، مى‌داند. و او مهربان و آمرزنده است.///آنچه در زمین فرو مى‌رود و آنچه از آن بر مى‌آید و آنچه از آسمان فرود مى‌آید و آنچه در آن بالا مى‌رود [همه را] مى‌داند، و اوست مهربان آمرزنده///آنچه در زمین فرو مى‌رود و آنچه از آن بر مى‌آید و آنچه از آسمان فرو مى‌شود و آنچه در آن بالا مى‌رود [همه را] مى‌داند، و اوست مهربان آمرزنده.///آنچه در زمین فرومى‌رود و آنچه از آن خارج مى‌شود و آنچه از آسمان نازل مى‌شود و آنچه در آن بالا مى‌رود، [همه را] مى‌داند. و اوست مهربان آمرزنده.///او هر چه درون زمین رود (از اموات و بذرها و هسته‌ها و قطرات) و هر چه از زمین به درآید (از درختان و حبوبات و چشمه‌ها و معادن) و هر چه از آسمان فرود آید (از فرشتگان و ارواح و ارزاق) و هر چه در آسمان بالا رود (از اعمال صالح و ارواح پاک) همه را می‌داند و اوست که بسی مهربان و بخشاینده است.///می‌داند که چه چیزی در زمین فرو می‌رود، و چه چیزی از آن برون می‌آید، و چه چیزی از آسمان فرود می‌آید، و چه چیزی به آن فرا می‌رود، و او مهربان آمرزگار است‌///آنچه در زمین فرومی‌رود و آنچه را از آن برمی‌آید می‌داند، و (همچنین) آنچه از آسمان نازل می‌شود و آنچه بر آن بالا می‌رود؛ و او مهربان و آمرزنده است.///داند آنچه را فرو می‌رود در زمین و آنچه برون آید از آن و آنچه فرود آید از آسمان و آنچه بالا رود در آن و او است مهربان آمرزنده‌///آنچه در زمین فرو می‌رود و آنچه از آن بر می‌آید و آنچه از آسمان فرود می‌آید و آنچه در آن بالا می‌رود (همه را) می‌داند و اوست رحمتگر بر ویژگان (و)، بسی پوشنده (ی نقصان). quran_en_fa The Unbelievers say, "Never to us will come the Hour": Say, "Nay! but most surely, by my Lord, it will come upon you;- by Him Who knows the unseen,- from Whom is not hidden the least little atom in the heavens or on earth: Nor is there anything less than that, or greater, but is in the Record Perspicuous: و کافران گفتند: قیامت بر ما نخواهد آمد. بگو: آری، سوگند به پروردگارم که دانای غیب است، حتما بر شما خواهد آمد؛ در آسمان‌ها و زمین هم وزن ذره‌ای از او پوشیده نیست، و نه کوچک‌تر از آن و نه بزرگ‌تر از آن هست مگر اینکه در کتابی روشن [ثبت] است.///و کافران گفتند: قیامت بر ما نخواهد آمد. بگو: آری، سوگند به پروردگارم که دانای غیب است، حتما بر شما خواهد آمد؛ در آسمان‌ها و زمین هم وزن ذره‌ای از او پوشیده نیست، و نه کوچک‌تر از آن و نه بزرگ‌تر از آن هست مگر اینکه در کتابی روشن [ثبت] است.///کافران گفتند: ما را قیامت نخواهد آمد. بگو: آرى، به پروردگارم آن داناى غیب سوگند که شما را خواهد آمد. به قدر ذره‌اى یا کوچکتر از آن و یا بزرگ‌تر از آن در آسمانها و زمین از خدا پنهان نیست، و همه در کتاب مبین آمده است.///و کسانى که کافر شدند، گفتند: ما را رستاخیز نخواهد آمد. بگو: چرا، سوگند به پروردگارم که حتما به سراغتان خواهد آمد. [خدایى که‌] عالم غیب است و هموزن ذره‌اى، نه در آسمان‌ها و نه در زمین، از او پوشیده نیست، و هیچ کوچک‌تر و بزرگ‌تر از آن نیست، مگر این که///و کسانى که کافر شدند، گفتند: «رستاخیز براى ما نخواهد آمد.» بگو: «چرا، سوگند به پروردگارم که حتما براى شما خواهد آمد. [همان‌] داناى نهان‌ [ها] که هموزن ذره‌اى، نه در آسمانها و نه در زمین، از وى پوشیده نیست، و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر از آن است مگر اینکه در کتابى روشن [درج شده‌] است.»///و کسانى که کافر شدند، گفتند: «قیامت براى ما نخواهد آمد.» بگو: «چرا، به پروردگارم که آگاه از غیب و نهان است سوگند، که به سراغ شما [نیز] خواهد آمد. در آسمان‌ها و زمین، به میزان ذره‌اى [چیزی] از خدا پوشیده نیست، نه کوچک‌تر از آن و نه بزرگ‌تر از آن، جز آن که در کتاب روشن [الهى ثبت] است.///و کافران (منکر قیامت) گفتند که هرگز ساعت قیامتی بر ما نمی‌آید، بگو: چرا، به خدای من قسم که البته (ساعت قیامت) شما را خواهد آمد، خدایی که بر غیب جهان آگاه است و مقدار ذره‌ای (از موجودات عالم) در آسمانها و زمین از او پوشیده نیست و نه کمتر و نه بیشتر از ذره‌ای جز آنکه در کتاب روشن (علم ازلی حق) ثبت است.///و کافران گویند قیامت برای ما فرا نمی‌رسد، بگو چرا، سوگند به پروردگارم که بی‌شبهه به شما فرا می‌رسد، همو که دانای نهان است، و هم سنگ ذره‌ای در آسمانها و زمین از او پنهان نیست، نیز چیزی کوچکتر از این و نه بزرگتر نیست مگر آنکه در کتابی مبین [ثبت‌] است‌///کافران گفتند: «قیامت هرگز به سراغ ما نخواهد آمد!» بگو: «آری به پروردگارم سوگند که به سراغ شما خواهد آمد، خداوندی که از غیب آگاه است و به اندازه سنگینی ذره‌ای در آسمانها و زمین از علم او دور نخواهد ماند، و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر، مگر اینکه در کتابی آشکار ثبت است!»///و گفتند آنان که کفر ورزیدند نیاید ما را ساعت بگو بلی سوگند به پروردگارم هر آینه بیاید شما را دانای نهان است گم نشود از او سنگینی ذره‌ای در آسمانها و نه در زمین و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر مگر در کتابی است آشکار///و کسانی که کافر شدند، گفتند: «ساعت (قیامت) برایمان نخواهد آمد.» بگو: «چرا، سوگند به پروردگارم که همواره برایتان بی‌گمان خواهد آمد. (همان) دانای نهان (ها) که وزن ذره‌ای، نه در آسمان‌ها و نه در زمین، از وی پوشیده نیست و نه کوچک‌تر از آن و نه بزرگ‌تر از آن است مگر اینکه در کتابی روشنگر است.» quran_en_fa That He may reward those who believe and work deeds of righteousness: for such is Forgiveness and a Sustenance Most Generous." [آری، قیامت حتما می‌آید] تا خدا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، پاداش دهد، اینانند که برای آنان آمرزشی و رزق نیکو و ارزشمندی خواهد بود.///[آری، قیامت حتما می‌آید] تا خدا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، پاداش دهد، اینانند که برای آنان آمرزشی و رزق نیکو و ارزشمندی خواهد بود.///تا کسانى را که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند پاداش دهد. براى آنهاست آمرزش و رزقى کرامند.///تا کسانى را که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند پاداش دهد، آنان آمرزش و روزى کریمانه برایشان خواهد بود///تا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند به پاداش رساند؛ آنانند که آمرزش و روزى خوش برایشان خواهد بود.///تا کسانى را که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند، پاداش دهد. آنانند که آمرزش و روزى نیکویی خواهند داشت.»///تا (مطابق آن علم) آنان را که ایمان آورده و به اعمال صالح پرداختند (در قیامت) پاداش نیکو دهد، که آمرزش حق و رزق نیکوی بهشتی مخصوص آنهاست.///تا بدین‌سان کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، پاداش دهد، اینانند که بر ایشان آمرزش و روزی ارجمند مقرر است‌///تا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند پاداش دهد؛ برای آنان مغفرت و روزی پرارزشی است!///تا پاداش دهد آنان را که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند ایشان را است آمرزشی و روزیی گرامی‌///تا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته (ی ایمانشان) کرده‌اند پاداش دهد؛ آنانند که پوشش و روزی گرامی و فراخ برایشان خواهد بود. quran_en_fa But those who strive against Our Signs, to frustrate them,- for such will be a Penalty,- a Punishment most humiliating. و کسانی که در [انکار و تکذیب] آیات ما کوشیدند، به گمان اینکه [می توانند] ما را عاجز کنند [تا از دسترس قدرت ما بیرون روند] برای آنان عذابی دردناک از سخت‌ترین عذاب هاست.///و کسانی که در [انکار و تکذیب] آیات ما کوشیدند، به گمان اینکه [می توانند] ما را عاجز کنند [تا از دسترس قدرت ما بیرون روند] برای آنان عذابی دردناک از سخت‌ترین عذاب هاست.///و آنان که با آیات ما درفتادند تا ما را به عجز آرند، برایشان عذابى است سخت دردآور.///و کسانى که در [ابطال‌] آیات ما کوشش مى‌کنند که ما را به عجز آورند، برایشان عذابى دردناک از شکنجه است///و کسانى که در [ابطال‌] آیات ما کوشش مى‌ورزند که ما را درمانده کنند، برایشان عذابى از بلایى دردناک باشد.///و کسانى که در [انکار و محو] آیات ما تلاش کردند که ما را درمانده کنند، آنانند که عذابى [سخت] از کیفری دردناک خواهند داشت.///و آنان که (از کفر و عناد) در (محو و نابود ساختن) آیات ما سعی و کوشش کردند تا مگر (رسول ما را) ناتوان کنند (و از قهر و قدرت ما بیاسایند) بر آنها عذاب سخت دردناک خواهد بود.///و کسانی که در [رد و انکار] آیات ما مقابله کنان [و بی‌حاصل‌] می‌کوشند، اینانند که عذابی از عقوبتی دردناک در انتظار آنان است‌///و کسانی که سعی در (تکذیب) آیات ما داشتند و گمان کردند می‌توانند از حوزه قدرت ما بگریزند، عذابی بد و دردناک خواهند داشت!///و آنان که کوشیدند در آیتهای ما به عجزآرندگان ایشان را است عذابی از پلید دردناک‌///و کسانی که در (ابطال) آیات ما در (خیال) درمانده کردن (مان) کوشیدند، برایشان عذابی از اضطرابی بس دردناک است. quran_en_fa And those to whom knowledge has come see that the (Revelation) sent down to thee from thy Lord - that is the Truth, and that it guides to the Path of the Exalted (in might), Worthy of all praise. و کسانی که معرفت و دانش به آنان عطا شده، می‌دانند که آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده حق است، و به راه خدای توانای شکست ناپذیر و ستوده هدایت می‌کند.///و کسانی که معرفت و دانش به آنان عطا شده، می‌دانند که آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده حق است، و به راه خدای توانای شکست ناپذیر و ستوده هدایت می‌کند.///آنان که از دانش برخوردارى یافته‌اند مى‌دانند که آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است حق است و به راه خداى پیروزمند ستودنى راه مى‌نماید.///و کسانى که از دانش بهره یافته‌اند، مى‌دانند که آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، حق است و به راه [آن خداى‌] شکست‌ناپذیر ستوده هدایت مى‌کند///و کسانى که از دانش بهره یافته‌اند، مى‌دانند که آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، حق است و به راه آن عزیز ستوده‌ [صفات‌] راهبرى مى‌کند.///و کسانى که به آنان علم داده شده، مى‌بینند که آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده، حق است و به راه [خداى] شکست‌ناپذیر و ستوده هدایت مى‌کند.///و آنان که اهل دانش و معرفت گردیدند (یعنی مؤمنان و نیکان اهل کتاب) یقین دارند که قرآنی که بر تو نازل شده است از جانب پروردگار تو به حق نازل گردیده است و رهنمای خلق به راه خدای بی‌همتای ستوده صفات است.///و دانش یافتگان آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است، حق می‌دانند، که به راه خداوند پیروزمند ستوده، هدایت می‌کند///کسانی که به ایشان علم داده شده، آنچه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده حق می‌دانند و به راه خداوند عزیز و حمید هدایت می‌کند.///و بینند آنان که داده شدند دانش را که آنچه فرستاده شد بسویت از پروردگارت حق است و راهنمائی کند بسوی راه خدای عزتمند ستوده‌///و کسانی‌که بهره‌ی دانش (و بینش) یافته‌اند، می‌بینند آنچه از جانب پروردگارت سویت نازل شده، تمامی حق است، و به راه آن عزیز ستوده (در کل جهات) راهبری می‌کند. quran_en_fa The Unbelievers say (in ridicule): "Shall we point out to you a man that will tell you, when ye are all scattered to pieces in disintegration, that ye shall (then be raised) in a New Creation? و کافران گفتند: [ای مردم!] آیا شما را به مردی دلالت کنیم که به شما خبر [عجیبی] می‌دهد، هنگامی که [در خاک گور] به طور کامل متلاشی [و قطعه قطعه] شوید، در آفرینشی جدید و تازه خواهید آمد!///و کافران گفتند: [ای مردم!] آیا شما را به مردی دلالت کنیم که به شما خبر [عجیبی] می‌دهد، هنگامی که [در خاک گور] به طور کامل متلاشی [و قطعه قطعه] شوید، در آفرینشی جدید و تازه خواهید آمد!///کافران گفتند: آیا مى‌خواهید به مردى دلالتتان کنیم که شما را مى‌گوید: آنگاه که پاره پاره شوید و ریز ریز، از نو آفریده خواهید شد؟///و کسانى که کافر شدند، گفتند: آیا مردى را به شما نشان دهیم که شما را خبر مى‌دهد که چون کاملا متلاشى شدید، قطعا آفرینشى جدید خواهید یافت///و کسانى که کفر ورزیدند، گفتند: «آیا مردى را به شما نشان دهیم که شما را خبر مى‌دهد که چون کاملا متلاشى شدید، [باز] قطعا در آفرینشى جدید خواهید بود؟///و کسانى که کفر ورزیدند، [به استهزاء] گفتند: «[اى مردم!] آیا شما را به مردى راهنمایى کنیم که به شما خبر [عجیبى‌] مى‌دهد؟ که هرگاه [در قبرها] کاملا متلاشى شدید، [بار دیگر] درآفرینش تازه‌اى [زنده] خواهید شد.///و کافران (به تمسخر و استهزاء مؤمنان، با مردم) گفتند که آیا می‌خواهید شما را به مردی رهبری کنیم که شما را خبر می‌دهد که پس از آنکه مردید و ذرات جسمتان متفرق و پراکنده گردید از نو باز زنده خواهید شد.///و کافران گویند آیا بشناسانیم به شما مردی را که خبر می‌دهد به شما که چون پاره و پراکنده شدید، آنگاه آفرینش [و هیئت‌] جدیدی خواهید یافت‌///و کافران گفتند: «آیا مردی را به شما نشان دهیم که به شما خبر می‌دهد هنگامی که (مردید و) سخت از هم متلاشی شدید، (بار دیگر) آفرینش تازه‌ای خواهید یافت؟!///و گفتند آنان که کفر ورزیدند آیا ننمایانیم به شما مردی را که آگهیتان دهد هر گاه پراکنده شدید منتهای پراکندگی را همانا شمائید در آفرینشی نوین‌///و کسانی که کفر ورزیدند، گفتند: «آیا بر (سر و سامان) مردی راهنماییتان کنیم که شما را خبر مهمی می‌دهد: هنگامی که کاملا متلاشی شدید، همواره در آفرینشی نوین خواهید بود؟» quran_en_fa "Has he invented a falsehood against Allah, or has a spirit (seized) him?"- Nay, it is those who believe not in the Hereafter, that are in (real) Penalty, and in farthest error. آیا [به نظر شما این خبر دهنده] بر خدا دروغ بسته، یا دچار نوعی جنون است؟! [نه، چنین نیست که می‌پندارند] بلکه کسانی که به آخرت ایمان ندارند، در عذاب و گمراهی دوری هستند.///آیا [به نظر شما این خبر دهنده] بر خدا دروغ بسته، یا دچار نوعی جنون است؟! [نه، چنین نیست که می‌پندارند] بلکه کسانی که به آخرت ایمان ندارند، در عذاب و گمراهی دوری هستند.///آیا بر خدا دروغ مى‌بندد، یا دیوانه است؟ نه، آنان که به آخرت ایمان ندارند، در عذابند و سخت از راه دورند.///آیا [این مرد] بر خدا دروغ بسته یا جنونى در اوست؟ [نه،] بلکه آنها که به آخرت ایمان نمى‌آورند، در عذاب و گمراهى بس دورى هستند///آیا [این مرد] بر خدا دروغى بسته یا جنونى در اوست؟ «[نه!] بلکه آنان که به آخرت ایمان ندارند در عذاب و گمراهى دور و درازند.///آیا او بر خدا دروغى بسته؟ یا جنونى در اوست؟» [نه! چنین نیست که مى‌پندارند؛] بلکه کسانى که به آخرت ایمان ندارند، در عذاب و گمراهى دورى هستند.///آیا این مرد دانسته به خدا دروغ می‌بندد یا جنون بر این گفتارش وا می‌دارد؟ (اینها که می‌پندارید هیچ نیست) بلکه (قیامت به زودی بیاید و) آنان که به عالم آخرت ایمان نمی‌آورند (آن جا) در عذاب و (این جا) در گمراهی دور (از نجات) گرفتارند.///آیا بر خداوند دروغ بسته است، یا [به خیال آنان‌] جنونی دارد؟ [هیچ کدام‌] بلکه نامؤمنان به آخرت در عذاب و گمراهی دور و دراز هستند///آیا او بر خدا دروغ بسته یا به نوعی جنون گرفتار است؟!» (چنین نیست)، بلکه کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند، در عذاب و گمراهی دوری هستند (و نشانه گمراهی آنها همین انکار شدید است).///آیا دروغی بر خدا بسته است یا بدو دیوانگی است بلکه آنان که باور ندارند بازپسین را در شکنجه و گمراهی دورند///«آیا (این مرد) بر خدا دروغ بسته یا جنونی در اوست‌؟» (نه!) بلکه آنان که به آخرت ایمان ندارند در ژرفای عذاب و گمراهی دور و درازند. quran_en_fa See they not what is before them and behind them, of the sky and the earth? If We wished, We could cause the earth to swallow them up, or cause a piece of the sky to fall upon them. Verily in this is a Sign for every devotee that turns to Allah (in repentance). آیا به آنچه از آسمان و زمین پیش رو و پشت سر آنان است، ننگریستند [که همان خدایی که جهان هستی را آفرید بر زنده کردن مردگان تواناست؟] ما اگر بخواهیم آنان را در زمین فرو می‌بریم یا پاره هایی از آسمان را بر سرشان می‌افکنیم؛ بی تردید در این [آفرینش] برای هر بنده بازگشت کننده، نشانه‌ای [بر قدرت خدا] ست.///آیا به آنچه از آسمان و زمین پیش رو و پشت سر آنان است، ننگریستند [که همان خدایی که جهان هستی را آفرید بر زنده کردن مردگان تواناست؟] ما اگر بخواهیم آنان را در زمین فرو می‌بریم یا پاره هایی از آسمان را بر سرشان می‌افکنیم؛ بی تردید در این [آفرینش] برای هر بنده بازگشت کننده، نشانه‌ای [بر قدرت خدا] ست.///آیا به پیش روى یا پشت سر خود از آسمانها و زمین نمى‌نگرند؟ اگر بخواهیم، آنها را در زمین فرو مى‌بریم یا قطعه‌اى از آسمان را بر سرشان مى‌افکنیم. و در این براى هر بنده‌اى که به خدا باز مى‌گردد عبرتى است.///آیا به آنچه پیش رو و پشت سرشان از آسمان و زمین است، نگاه نکردند؟ اگر بخواهیم آنها را در زمین فرو مى‌بریم، یا قطعاتى از آسمان بر سرشان مى‌افکنیم. قطعا در این [هشدار] براى هر بنده‌ى توبه کارى عبرت است///آیا به آنچه -از آسمان و زمین- در دسترسشان و پشت سرشان است ننگریسته‌اند؟ اگر بخواهیم آنان را در زمین فرو مى‌بریم، یا پاره‌سنگهایى از آسمان بر سرشان مى‌افکنیم. قطعا در این [تهدید] براى هر بنده توبه‌کارى عبرت است.///آیا به آنچه از آسمان و زمین، پیش­رو و پشت­سر آنهاست، نگاه نکردند؟ [تا قدرت خدا را ببینند؟] اگر بخواهیم، آنان را در زمین فرومى‌بریم، یا قطعه‌هایى از آسمان را بر سرشان فرود مى‌آوریم. همانا در این [تهدید]، براى هر بنده توبه‌کارى عبرت و نشانه‌اى است.///آیا (کافران منکر قیامت) به آسمان و زمین که بر آنها از پیش و پس احاطه کرده ننگریستند (تا از حکمت خلقت پی به زندگانی ابدی قیامت برند) که اگر ما بخواهیم آنها را به زمین فرو می‌بریم یا یک قطعه از آسمان را بر سرشان فرود آوریم؟ همانا در آن آیتی (از حکمت و قدرت ما) بر هر بنده خدا شناس با اخلاص به خوبی پدیدار است.///آیا آسمان و زمینی را که پیش روی و پشت ایشان است ننگریسته‌اند؟، اگر خواهیم به زمین فرو بریمشان، یا بر آنان پاره‌ای از آسمان را فرو اندازیم، در این امر برای هر بنده توبه کار، مایه عبرتی است‌///آیا به آنچه پیش رو و پشت سر آنان از آسمان و زمین قرار دارد نگاه نکردند (تا به قدرت خدا بر همه چیز واقف شوند)؟! اگر ما بخواهیم آنها را (با یک زمین‌لرزه) در زمین فرومی‌بریم، یا قطعه‌هایی از سنگهای آسمانی را بر آنها فرومی‌ریزیم؛ در این نشانه‌ای است (بر قدرت خدا) برای هر بنده توبه‌کار!///آیا ننگرند بدانچه پیش روی ایشان است و آنچه پشت سر ایشان است از آسمان و زمین که اگر خواهیم فروبریمشان در زمین یا افکنیم بر ایشان پاره‌هائی از آسمان همانا در این است آیتی برای هر بنده بازگشت‌کننده‌///پس آیا به آنچه از آسمان و زمین رو در رویشان و پشت (سر) شان است ننگریسته‌اند؟ اگر بخواهیم آنان را در زمین فرو می‌بریم، یا پاره‌سنگ‌هایی از آسمان بر سرشان می‌افکنیم. همواره در این (تهدید) برای هر بنده‌ی پیاپی بازگشت‌کننده (سوی خدا) نشانه‌ای است. quran_en_fa We bestowed Grace aforetime on David from ourselves: "O ye Mountains! Sing ye back the Praises of Allah with him! and ye birds (also)! And We made the iron soft for him;- همانا به داود از سوی خود فضلی بزرگ عطا کردیم، [و گفتیم:] ای کوه‌ها و ای پرندگان! [در تسبیح خدا] با او، هم صدا شوید. و آهن را برای او نرم کردیم.///همانا به داود از سوی خود فضلی بزرگ عطا کردیم، [و گفتیم:] ای کوه‌ها و ای پرندگان! [در تسبیح خدا] با او، هم صدا شوید. و آهن را برای او نرم کردیم.///داود را از سوى خود فضیلتى دادیم که: اى کوه‌ها و اى پرندگان، با او هماواز شوید. و آهن را برایش نرم کردیم،///و به راستى داود را از جانب خویش مزیتى عطا کردیم، [و گفتیم:] اى کوه‌ها و اى پرندگان! [در تسبیح‌] با او هم آواز شوید، و آهن را براى او نرم کردیم///و به راستى داوود را از جانب خویش مزیتى عطا کردیم. [و گفتیم:] اى کوهها، با او [در تسبیح خدا] همصدا شوید، و اى پرندگان [هماهنگى کنید]. و آهن را براى او نرم گردانیدیم.///و به­راستى داود را از جانب خود فضیلتى دادیم [و گفتیم:] «اى کوه‌ها! و [اى] پرندگان! با او [در تسبیح خدا] هم‌نوا شوید!» و آهن را براى او نرم کردیم.///و ما حظ و بهره داود را به فضل و کرم خود کاملا افزودیم (و امر کردیم که) ای کوهها و ای مرغان شما نیز با (تسبیح و نغمه الهی) داود هم آهنگ شوید، و آهن سخت را (چون موم) بر دست او نرم گردانیدیم.///و به راستی از خود به داوود بخششی [و موهبتی‌] ارزانی داشتیم [و گفتیم‌] ای کوهها و ای مرغان با او [در تسبیح‌] همنوایی کنید، و آهن را برای او نرم گردانیدیم‌///و ما به داوود از سوی خود فضیلتی بزرگ بخشیدیم؛ (ما به کوه‌ها و پرندگان گفتیم:) ای کوه‌ها و ای پرندگان! با او هم‌آواز شوید و همراه او تسبیح خدا گویید! و آهن را برای او نرم کردیم.///و همانا دادیم داود را از خویش فضلی ای کوه‌ها تسبیح گوئید با او و مرغان و نرم ساختیم برایش آهن را///و همانا به داوود از جانب خویش همواره فضیلتی دادیم (و گفتیم:) «ای کوه‌ها! با او سوی خدا بازگشتی پیاپی کنید.» و پرندگان را (گفتیم که با او هماهنگی نمایید). و آهن را برای او نرم گردانیدیم، quran_en_fa (Commanding), "Make thou coast of mail, balancing well the rings of chain armour, and work ye righteousness; for be sure I see (clearly) all that ye do." [و به او گفتیم] که زره‌های فراخ بساز، و حلقه‌ها [ی آن] را متناسب و هماهنگ اندازه گیری کن. و تو و خاندان و قومت کار شایسته انجام دهید؛ یقینا من به آنچه انجام می‌دهید بینایم.///[و به او گفتیم] که زره‌های فراخ بساز، و حلقه‌ها [ی آن] را متناسب و هماهنگ اندازه گیری کن. و تو و خاندان و قومت کار شایسته انجام دهید؛ یقینا من به آنچه انجام می‌دهید بینایم.///که زرههاى بلند بساز و در بافتن زره اندازه‌ها را نگه دار. و کارهاى شایسته کنید، که من به کارهایتان بصیرم.///که زره‌هاى فراخ بساز و بافت آن را یکنواخت کن، و کار شایسته کنید همانا من به آنچه انجام مى‌دهید بینایم/// [که‌] زره‌هاى فراخ بساز و حلقه‌ها را درست اندازه‌گیرى کن. و کار شایسته کنید، زیرا من به آنچه انجام مى‌دهید بینایم.///[و به او گفتیم:] «[ای داود!] زره‌هاى کامل و فراخ بساز! و حلقه‌ها [ى آن‌] را متناسب و هماهنگ اندازه‌گیرى کن! و کار شایسته کنید. من به آنچه مى‌کنید، بینا هستم.»///(و به او دستور دادیم) که از آهن زره فراخ و گشاد بساز و حلقه زره به اندازه و یک شکل گردان و خود با قومت همه نیکوکار باشید که من کاملا به هر چه کنید بینایم.///[و گفتیم‌] که زره‌های بلند و رسا بساز و در زره‌بافی سنجیده و بسامان کار کن، و همگان نیکوکاری کنید، که من به آنچه می‌کنید آگاهم‌///(و به او گفتیم:) زره‌های کامل و فراخ بساز، و حلقه‌ها را به اندازه و متناسب کن! و عمل صالح بجا آورید که من به آنچه انجام میدهید بینا هستم!///که بساز زره‌هائی آراسته و اندازه بگذار در زره و بکنید شایسته که همانا منم بدانچه می‌کنید بینا///(و گفتیم) که: «زره‌هایی فراخ بساز و حلقه‌ها را درست اندازه‌گیری کن. و کار شایسته‌ای کنید، زیرا من به آنچه انجام می‌دهید بسی بینایم.» quran_en_fa And to Solomon (We made) the Wind (obedient): Its early morning (stride) was a month's (journey), and its evening (stride) was a month's (journey); and We made a Font of molten brass to flow for him; and there were Jinns that worked in front of him, by the leave of his Lord, and if any of them turned aside from our command, We made him taste of the Penalty of the Blazing Fire. و باد را برای سلیمان [مسخر و رام کردیم]، که رفتن صبح گاهش [به اندازه] یک ماه و رفتن شام گاهش [به اندازه] یک ماه بود؛ و چشمه مس را برای او روان ساختیم، و گروهی از جن به اذن پروردگارش نزد او کار می‌کردند، و هر کدام از آنان از فرمان ما سرپیچی می‌کرد از عذاب سوزان به او می‌چشاندیم.///و باد را برای سلیمان [مسخر و رام کردیم]، که رفتن صبح گاهش [به اندازه] یک ماه و رفتن شام گاهش [به اندازه] یک ماه بود؛ و چشمه مس را برای او روان ساختیم، و گروهی از جن به اذن پروردگارش نزد او کار می‌کردند، و هر کدام از آنان از فرمان ما سرپیچی می‌کرد از عذاب سوزان به او می‌چشاندیم.///و باد را مسخر سلیمان کردیم. بامدادان یک ماهه راه مى‌رفت و شبانگاه یک ماهه راه. و چشمه مس را برایش جارى ساختیم و گروهى از دیوها به فرمان پروردگارش برایش کار مى‌کردند و هر که از آنان سر از فرمان ما مى‌پیچید به او عذاب آتش سوزان را مى‌چشانیدیم.///و باد را مسخر سلیمان کردیم که [سیر] صبحگاهش [مسیر] یک ماه و عصرگاهش [نیز مسیر] یک ماه بود، و چشمه مس مذاب را براى او روان ساختیم، و عده‌اى از جن به فرمان پروردگارشان پیش روى او کار مى‌کردند، و هر که از آنها از دستور ما سر بر مى‌تافت، از عذاب سوزان ب///و باد را براى سلیمان [رام کردیم:] که رفتن آن بامداد، یک ماه، و آمدنش شبانگاه، یک ماه [راه‌] بود، و معدن مس را براى او ذوب [و روان‌] گردانیدیم، و برخى از جن به فرمان پروردگارشان پیش او کار مى‌کردند، و هر کس از آنها از دستور ما سر برمى‌تافت، از عذاب سوزان به او مى‌چشانیدیم.///و براى سلیمان باد را [رام و مسخر کردیم] که صبحگاهان مسیر یک ماه را مى‌پیمود، و عصرگاهان مسیر یک ماه را. و براى او چشمه‌ى مس [گداخته] را روان ساختیم. و گروهى از جن پیش روى او به اذن پروردگارش کار مى‌کردند. و هر یک از آنان که از فرمان ما سرپیچى مى‌کرد، او را از عذاب فروزان مى‌چشاندیم.///و باد را مسخر سلیمان ساختیم که (بساطش را) صبحگاه یک ماه راه می‌برد و عصر یک ماه، و معدن مس گداخته (یا نفت یا معادن دیگر) را برای او جاری گردانیدیم، و برخی از دیوان به اذن پروردگار در حضورش به خدمت می‌پرداختند و از آنها هر که سر از فرمان ما بپیچد عذاب آتش سوزانش می‌چشانیم.///و برای سلیمان باد را [رام گردانیدیم‌]، که سیر بامدادیش یکماهه راه و سیر شامگاهیش یکماهه راه بود، و برای او چشمه مس [گداخته و جوشان‌] را روان ساختیم، و از جنیان گروهی در نزد او و به اذن پروردگارش کار می‌کردند، و هر کدام از آنان که از فرمان ما سرپیچید، به او از عذاب آتش [دوزخ‌] می‌چشانیم‌///و برای سلیمان باد را مسخر ساختیم که صبحگاهان مسیر یک ماه را می‌پیمود و عصرگاهان مسیر یک ماه را؛ و چشمه مس (مذاب) را برای او روان ساختیم؛ و گروهی از جن پیش روی او به اذن پروردگارش کار می‌کردند؛ و هر کدام از آنها که از فرمان ما سرپیچی می‌کرد، او را عذاب آتش سوزان می‌چشاندیم!///و برای سلیمان باد را پیشینش یک ماه و پسینش یک ماه و روان (ذوب) ساختیم برایش چشمه مس را و از پریان آنان را که کار می‌کردند پیش رویش به دستور پروردگار او و آنکو کجروی می‌کرد از ایشان از فرمان ما می‌چشاندیمش از عذابی سوزان‌///و باد را برای سلیمان (راهوار کردیم). رفتن آن بامدادان، یک ماه و آمدنش عصر‌گاهان، یک ماه (راه) بود. و معدن مس را برای او روان گردانیدیم و برخی از جنیان به فرمان پروردگارشان پیش او کار می‌کردند، در حالی‌که هر کس از آنان از دستورمان سر برتابد، از عذاب شعله‌ور سوزان به او می‌چشانیم. quran_en_fa They worked for him as he desired, (making) arches, images, basons as large as reservoirs, and (cooking) cauldrons fixed (in their places): "Work ye, sons of David, with thanks! but few of My servants are grateful!" [گروه جن] برای او هرچه می‌خواست، می‌ساختند از معبدها، و مجسمه‌ها، و ظروف بزرگی مانند حوض‌ها، و دیگ هایی ثابت. ای خاندان داود! به خاطر سپاس گزاری [به فرمان‌ها حق] عمل کنید؛ و از بندگانم اندکی سپاس گزارند.///[گروه جن] برای او هرچه می‌خواست، می‌ساختند از معبدها، و مجسمه‌ها، و ظروف بزرگی مانند حوض‌ها، و دیگ هایی ثابت. ای خاندان داود! به خاطر سپاس گزاری [به فرمان‌ها حق] عمل کنید؛ و از بندگانم اندکی سپاس گزارند.///براى وى هر چه مى‌خواست از بناهاى بلند و تندیسها و کاسه‌هایى چون حوض و دیگهاى محکم بر جاى، مى‌ساختند. اى خاندان داود، براى سپاسگزارى کارى کنید و اندکى از بندگان من سپاسگزارند.///براى او هر چه مى‌خواست از معبدها و مجسمه‌ها و ظروف بزرگ مانند حوضچه‌ها و دیگ‌هاى ثابت مى‌ساختند. اى خاندان داود! شکرگزار باشید، و تعداد کمى از بندگان من سپاسگزارند/// [آن متخصصان‌] براى او هر چه مى‌خواست: از نمازخانه‌ها و مجسمه‌ها و ظروف بزرگ مانند حوضچه‌ها و دیگهاى چسبیده به زمین مى‌ساختند. اى خاندان داوود، شکرگزار باشید. و از بندگان من اندکى سپاسگزارند.///جنیان، هر چه را سلیمان مى‌خواست، برایش مى‌ساختند: از محراب‌ها و تندیس‌ها، و ظروف بزرگ مانند حوضچه‌ها و دیگ‌های ثابت. [به آنان گفتیم:] «اى خاندان داود! شکر [این همه نعمت را] به جای آورید.» اما اندکى از بندگان من سپاسگزارند.///آن دیوان بر او هر چه می‌خواست از (کاخ و عمارات و) معابد عالی و نقوش و تمثالها و ظروف بزرگ مانند حوضها و دیگهای عظیم که بر زمین کار گذاشته بودی همه را می‌ساختند. (و گفتیم که) ای آل داود شما شکر و ستایش خدا به جای آرید و (هر چند) از بندگان من عده قلیلی شکر گزارند.///[آنان‌] برای او هر چه می‌خواست از محرابها و نقش و نگارها و کاسه‌های بزرگ حوض مانند، و دیگدانهای استوار [و غیر قابل نقل‌] می‌ساختند، [و گفتیم‌] ای خاندان داوود سپاس ورزید، و از بندگان من اندکی سپاسگزار هستند///آنها هر چه سلیمان می‌خواست برایش درست می‌کردند: معبدها، تمثالها، ظروف بزرگ غذا همانند حوضها، و دیگهای ثابت (که از بزرگی قابل حمل و نقل نبود؛ و به آنان گفتیم:) ای آل داوود! شکر (این همه نعمت را) بجا آورید؛ ولی عده کمی از بندگان من شکرگزارند!///می‌ساختند برایش هر چه می‌خواست از پرستشگاه‌ها و پیکرها و جامه‌هائی همانند آبگیرها (حوضها) و دیگهائی بر جای نشانده (در کوه یا سنگ) بکنید ای خاندان داود شکر را و کم است از بندگان من شکرگزار///(آن جنیان) برای او آنچه می‌خواست -از محراب‌ها و مجسمه‌ها و ظروف بزرگ مانند حوضچه‌ها و دیگ‌های فرورفته در زمین- می‌ساختند. ای خاندان داوود! شکری بزرگ انجام دهید. و اندکی از بندگانم بسیار سپاسگزارند. quran_en_fa Then, when We decreed (Solomon's) death, nothing showed them his death except a little worm of the earth, which kept (slowly) gnawing away at his staff: so when he fell down, the Jinns saw plainly that if they had known the unseen, they would not have tarried in the humiliating Penalty (of their Task). پس هنگامی که مرگ را بر او مقرر کردیم، جنیان را از مرگش جز موریانه‌ای که عصایش را می‌خورد، آگاه نکرد؛ زمانی که به روی زمین در افتاد، جنیان [که ادعای علم غیب داشتند] فهمیدند که اگر غیب می‌دانستند در آن عذاب خوارکننده [که کارهای بسیار پرزحمت و طاقت فرسا بود] درنگ نمی‌کردند.///پس هنگامی که مرگ را بر او مقرر کردیم، جنیان را از مرگش جز موریانه‌ای که عصایش را می‌خورد، آگاه نکرد؛ زمانی که به روی زمین در افتاد، جنیان [که ادعای علم غیب داشتند] فهمیدند که اگر غیب می‌دانستند در آن عذاب خوارکننده [که کارهای بسیار پرزحمت و طاقت فرسا بود] درنگ نمی‌کردند.///چون حکم مرگ را بر او راندیم حشره‌اى از حشرات زمین مردم را بر مرگش آگاه کرد: عصایش را جوید. چون فرو افتاد، دیوها دریافتند که اگر علم غیب مى‌دانستند، در آن عذاب خوارکننده نمى‌ماندند.///[سلیمان با این قدرت‌] هنگامى که مرگ را براى او مقرر داشتیم، آنها را به مرگ او آگاه نساخت مگر موریانه‌اى که عصاى او را مى‌خورد. پس چون [پیکرش‌] فرو افتاد، جنیان دریافتند که اگر غیب مى‌دانستند، در عذاب خفت بار نمى‌ماندند///پس چون مرگ را بر او مقرر داشتیم، جز جنبنده‌اى خاکى [=موریانه‌] که عصاى او را [به تدریج‌] مى‌خورد، [آدمیان را] از مرگ او آگاه نگردانید، پس چون [سلیمان‌] فرو افتاد براى جنیان روشن گردید که اگر غیب مى‌دانستند، در آن عذاب خفت‌آور [باقى‌] نمى‌ماندند.///پس چون مرگ را بر سلیمان مقرر داشتیم، [در حالى که بر عصای خود تکیه داشت، از دنیا رفت، و] کسى آنان را از مرگ او آگاه نساخت، مگر جنبنده‌ى زمین، [موریانه،] که عصایش را مى‌خورد. پس چون سلیمان به زمین افتاد، جنیان دریافتند که اگر غیب مى‌دانستند، در آن عذاب خوارکننده [که کارهاى بسیار پرزحمت و طاقت‌فرسا بود،] نمى‌ماندند.///و چون ما بر سلیمان مرگ را مأمور ساختیم (دیوان را) بر مرگ او به جز حیوان زمین (موریانه) که عصای او را می‌خورد (و جسد سلیمان که تا یک سال بر آن عصا تکیه داشت بر روی زمین افتاد) کسی دیگر به مرگ او رهبر نگشت. پس چون جسد سلیمان به زمین افتاد دیوان که از مرگ سلیمان آگاه شدند اگر از اسرار غیب آگاه بودند تا دیر زمانی در عذاب و ذلت و خواری باقی نمی‌ماندند (و از اعمال شاقه‌ای که به اجبار انجام می‌دادند همان دم که سلیمان مرد دست می‌کشیدند).///و چون مرگ او را مقرر داشتیم، چیزی جز کرم چوب‌خواره، مرگ او را به آنان نشان نداد، که عصایش را خورد و چون [جسدش‌] در افتاد، جنیان پی بردند که اگر غیب می‌دانستند، در آن رنج و عذاب خفت‌بار نمی‌ماندند///(با این همه جلال و شکوه سلیمان) هنگامی که مرگ را بر او مقرر داشتیم، کسی آنها را از مرگ وی آگاه نساخت مگر جنبنده زمین [= موریانه‌] که عصای او را می‌خورد (تا شکست و پیکر سلیمان فرو افتاد)؛ هنگامی که بر زمین افتاد جنیان فهمیدند که اگر از غیب آگاه بودند در عذاب خوارکننده باقی نمی‌ماندند!///پس هنگامی که گذراندیم بر او مرگ را رهبریشان نکرد بر مرگش جز جنبنده زمین که می‌خورد چوبدستش را تا گاهی که به روی در افتاد دریافتند پریان که اگر می‌دانستند ناپیدا را نمی‌ماندند در عذابی خوارکننده‌///پس چون مرگ را بر او مقرر داشتیم، جز جنبنده‌ای خاکی [: موریانه]، حال آنکه عصای او را می‌خورد، جنیان را از مرگ او آگاه نگردانید. پس چون سلیمان فرو افتاد برای جنیان روشن گردید که اگر غیب می‌دانستند، در عذاب خفت‌بار (باقی) نمی‌ماندند. quran_en_fa There was, for Saba, aforetime, a Sign in their home-land - two Gardens to the right and to the left. "Eat of the Sustenance (provided) by your Lord, and be grateful to Him: a territory fair and happy, and a Lord Oft-Forgiving! یقینا برای قوم سبا در جای اقامتشان نشانه‌ای [از قدرت و رحمت خدا] وجود داشت، دو باغ از طرف راست و چپ. [گفتیم:] از رزق و روزی پروردگارتان بخورید، و برای او سپاس گزاری کنید، سرزمینی خوش و دلپذیر [دارید]، و پروردگاری بسیار آمرزنده///یقینا برای قوم سبا در جای اقامتشان نشانه‌ای [از قدرت و رحمت خدا] وجود داشت، دو باغ از طرف راست و چپ. [گفتیم:] از رزق و روزی پروردگارتان بخورید، و برای او سپاس گزاری کنید، سرزمینی خوش و دلپذیر [دارید]، و پروردگاری بسیار آمرزنده///مردم سبا را در مساکنشان عبرتى بود: دو بوستان داشتند، یکى از جانب راست و یکى از جانب چپ. از آنچه پروردگارتان به شما روزى داده است بخورید و شکر او به جاى آورید. شهرى خوش و پاکیزه و پروردگارى آمرزنده.///همانا براى [مردم‌] سبأ در محل سکونتشان نشانه [رحمتى‌] بود دو باغستان داشتند در جانب راست و چپ، [گفتیم:] از روزى پروردگارتان بخورید و او را شکر کنید که شهرى است پاکیزه و پروردگارى آمرزگار///قطعا براى [مردم‌] سبا در محل سکونتشان نشانه [رحمتى‌] بود: دو باغستان از راست و چپ [به آنان گفتیم:] از روزى پروردگارتان بخورید و او را شکر کنید. شهرى است خوش و خدایى آمرزنده.///براى قوم سبأ در محل سکونتشان نشانه‌اى [از قدرت و رحمت الهى] بود: دو باغ از راست و چپ. [به آنان گفتیم:] «از روزى پروردگارتان بخورید و براى او شکرگزار باشید. شهرى پاک و پروردگارى آمرزنده.»///و برای (اولاد و قوم) سبا در وطنشان (سرزمین یمن و شام) از راست و چپ (جنوب و شمال) دو سلسله باغ و بوستان آیتی (از لطف و رحمت حق) بود (همه پر نعمت، و به آنها گفتیم که) بخورید از رزق خدای خود و شکر وی به جای آرید، که مسکنتان شهری نیکو و پر نعمت است و خدای شما غفور (و مهربان) است.///برای قوم سبا در مسکنهایشان پدیده شگرفی بود [از جمله‌] دو بوستان در جانب راست و چپ، [که به ایشان گفتیم‌] از روزی پروردگارتان بخورید، و او را سپاس بگزارید، [شما را] شهری پاکیزه و پروردگاری آمرزگار است‌///برای قوم «سبا» در محل سکونتشان نشانه‌ای (از قدرت الهی) بود: دو باغ (بزرگ و گسترده) از راست و چپ (رودخانه عظیم با میوه‌های فراوان؛ و به آنها گفتیم:) از روزی پروردگارتان بخورید و شکر او را بجا آورید؛ شهری است پاک و پاکیزه، و پروردگاری آمرزنده (و مهربان)!///همانا بود سبا را در نشیمنشان آیتی دو باغ از راست و چپ بخورید از روزی پروردگار خویش و سپاس گزارید برایش شهری پاکیزه و پروردگاری آمرزگار///همواره برای (مردمان) سبا در محل سکونتشان بس نشانه‌ای (رحمت‌بار) بود: دو باغ از راست و چپ. (به آنان گفتیم:) «از روزی پروردگارتان بخورید و برای او شکر کنید. (این) شهری است پاکیزه و (آن) خدایی است بس پوشاننده.» quran_en_fa But they turned away (from Allah), and We sent against them the Flood (released) from the dams, and We converted their two garden (rows) into "gardens" producing bitter fruit, and tamarisks, and some few (stunted) Lote-trees. ولی [آنان از سپاس گزاری در برابر نعمت، و از فرمان‌ها او و دعوت پیامبرشان] روی گرداندند، در نتیجه سیل [ویران‌گر] «عرم» را بر ضد آنان جاری کردیم [که دو باغ آباد راست و چپ منطقه را نابود کرد]، و ما آن دو باغ پر حاصلشتان را به دو باغستانی تبدیل کردیم که دارای میوه هایی تلخ و درخت شوره گز و چیزی اندک از درخت سدر بودند!!///ولی [آنان از سپاس گزاری در برابر نعمت، و از فرمان‌ها او و دعوت پیامبرشان] روی گرداندند، در نتیجه سیل [ویران‌گر] «عرم» را بر ضد آنان جاری کردیم [که دو باغ آباد راست و چپ منطقه را نابود کرد]، و ما آن دو باغ پر حاصلشتان را به دو باغستانی تبدیل کردیم که دارای میوه هایی تلخ و درخت شوره گز و چیزی اندک از درخت سدر بودند!!///اعراض کردند. ما نیز سیل ویرانگر را بر آنها فرستادیم و دو بوستانشان را به دو بوستان بدل کردیم با میوه‌اى تلخ و شوره‌گز و اندکى سدر.///ولى روى گردانیدند پس بر آنها سیل ویرانگر فرستادیم، و دو باغستان آنها را به دو باغى با میوه‌هاى تلخ و شورگز و اندکى از درخت سدر مبدل ساختیم///پس روى گردانیدند، و بر آن سیل [سد] عرم را روانه کردیم، و دو باغستان آنها را به دو باغ که میوه‌هاى تلخ و شوره‌گز و نوعى از کنار تنک داشت تبدیل کردیم.///پس [از خداوند] روى­گرداندند. و ما بر آنان سیل [ویرانگر] عرم را فرستادیم و دو باغستان آنان را به دو باغ که میوه‌هاى تلخ و [درختان‌] شوره گز و اندکی از درخت سدر داشت، تبدیل کردیم.///با وجود این باز (از شکر خدا و طاعت حق) اعراض کردند، ما هم سیلی سخت بر هلاک ایشان فرستادیم و به جای آن دو نوع باغ پر نعمت دو باغ دیگرشان دادیم که بار درختانش تلخ و ترش و بد طعم و شوره گز و اندکی درخت سدر بود.///ولی رویگردان شدند، آنگاه بر آنان سیل بنیان‌کن را روانه کردیم، و به جای آن دو بوستانشان دو بوستان دارای میوه‌های ناگوار و درخت گز و اندکمایه‌ای از درخت سدر جانشین کردیم‌///اما آنها (از خدا) روی‌گردان شدند، و ما سیل ویرانگر را بر آنان فرستادیم، و دو باغ (پربرکت) شان را به دو باغ (بی‌ارزش) با میوه‌های تلخ و درختان شوره گز و اندکی درخت سدر مبدل ساختیم!///پس روی برتافتند پس فرستادیم بر ایشان سیل بیکران را و بدیشان دادیم جای دو باغ ایشان دو باغ دارنده میوه (یا خوراکی) «خمط» و «اثل» و چیزی از درخت سدر اندک‌///پس روی گردانیدند، در نتیجه بر آنان سیل (سد) عرم را روانه کردیم و دو باغ آنها را به دو باغ که میوه‌های تلخ و شوره‌گز و چیزکی از اندکی سدر داشت تبدیل کردیم. quran_en_fa That was the Requital We gave them because they ungratefully rejected Faith: and never do We give (such) requital except to such as are ungrateful rejecters. این [سیل ویران‌گر] را در برابر کفرشان به آنان کیفر دادیم. آیا جز کفران کننده را کیفر می‌دهیم؟///این [سیل ویران‌گر] را در برابر کفرشان به آنان کیفر دادیم. آیا جز کفران کننده را کیفر می‌دهیم؟///آنها را که ناسپاس بودند اینچنین جزا دادیم. آیا ما جز ناسپاسان را مجازات مى‌کنیم؟///این [عقوبت‌] را به [سزاى‌] کفرانشان به آنها دادیم و آیا جز ناسپاس را مجازات مى‌کنیم///این [عقوبت‌] را به [سزاى‌] آنکه کفران کردند به آنان جزا دادیم؛ و آیا جز ناسپاس را به مجازات مى‌رسانیم؟///آن [کیفر] را به سزاى آن که کافر شدند و ناسپاسى کردند، به آنان دادیم. و آیا جز ناسپاس را کیفر مى‌دهیم؟///این کیفر کفران آنها بود، و آیا ما تا کسی کفران نکند مجازاتش خواهیم کرد؟///به خاطر کفرانی که ورزیده بودند این گونه جز ایشان دادیم، و آیا جز ناسپاس را کیفر می‌دهیم؟///این کیفر را بخاطر کفرانشان به آنها دادیم؛ و آیا جز کفران کننده را کیفر می‌دهیم؟!///این را پاداششان دادیم بدانچه کفر ورزیدند و آیا کیفر همی‌دهیم جز به کفرورزنده‌///این (عقوبت) را به (سزای) آنچه کفر و کفران کردند به آنان جزا دادیم‌. و آیا جز کافر بس ‌ناسپاس را مجازات می‌کنیم‌؟ quran_en_fa Between them and the Cities on which We had poured our blessings, We had placed Cities in prominent positions, and between them We had appointed stages of journey in due proportion: "Travel therein, secure, by night and by day." و میان مردم سبا و شهرهایی که در آن‌ها برکت نهادیم، آبادی‌های به هم پیوسته و نمایان قرار دادیم، و سیر و سفر را در [میان] آنان متناسب و به اندازه مقرر داشتیم، [و گفتیم:] شب‌ها و روزها با امنیت در آنها مسافرت کنید.///و میان مردم سبا و شهرهایی که در آن‌ها برکت نهادیم، آبادی‌های به هم پیوسته و نمایان قرار دادیم، و سیر و سفر را در [میان] آنان متناسب و به اندازه مقرر داشتیم، [و گفتیم:] شب‌ها و روزها با امنیت در آنها مسافرت کنید.///میان آنان و قریه‌هایى که برکت داده بودیم، قریه‌هایى آبادان و بر سر راه پدید آوردیم. و منزلهاى برابر معین کردیم. در آن راه‌ها ایمن از گزند، شبها و روزها سفر کنید.///و میان آنها و میان شهرهایى که در آنها برکت نهاده بودیم، آبادى‌هایى پیدا [و نزدیک به هم‌] پدید آوردیم، و در آنها سیر و سفر را به اندازه کردیم [و فاصله‌ها برابر بود، و گفتیم:] شب‌ها و روزها به ایمنى در آنها سفر کنید///و میان آنان و میان آبادانیهایى که در آنها برکت نهاده بودیم شهرهاى متصل به هم قرار داده بودیم، و در میان آنها مسافت را، به اندازه، مقرر داشته بودیم. در این [راه‌] ها، شبان و روزان آسوده‌خاطر بگردید.///و میان مردم سبأ و مناطقى که در آن برکت قرار داده بودیم، آبادى‌هایى [به­هم پیوسته] آشکار بود، و سفر در میان قریه‌ها را متناسب و به اندازه مقرر کرده بودیم. [و به آنان گفتیم:] «در این مناطق، شب‌ها و روزها با ایمنی سفر کنید.»///و ما به میان آنها و شهرهایی که پر نعمت و برکت گردانیدیم باز قریه‌هایی نزدیک به هم قرار دادیم با فاصله کوتاه و سیر سفری معین (و آنها را گفتیم که) در این ده و شهرهای نزدیک به هم شبان و روزان با ایمنی کامل مسافرت کنید.///و در بین آنان و آبادیهایی که به آنها برکت بخشیده بودیم، آبادیهای به هم پیوسته قرار داده بودیم، و در میان آنها سیر و سفر مقرر داشته بودیم، و [به آنان می‌گفتیم‌] شبها و روزها با کمال امن و امان در آنها سیر و سفر کنید///و میان آنها و شهرهایی که برکت داده بودیم، آبادیهای آشکاری قرار دادیم؛ و سفر در میان آنها را بطور متناسب (با فاصله نزدیک) مقرر داشتیم؛ (و به آنان گفتیم:) شبها و روزها در این آبادیها با ایمنی (کامل) سفر کنید!///و گذاردیم میان ایشان و میان شهرستانی که برکت نهاده بودیم در آنها شهرهائی پدیدار و مقرر کردیم در آنها راه‌پیمودن را بروید در آنها شبهائی و روزهائی ایمن‌شدگان‌///و میان آنان و میان آبادی‌های (شان) که در آنها برکت نهاده بودیم، آبادی‌هایی آشکار متصل به هم قرار دادیم و در میان آنها پیمایش را، به‌اندازه‌، مقرر داشتیم. (و گفتیم:) «در این راه‌ها، شبها و روزها در امان بگردید.» quran_en_fa But they said: "Our Lord! Place longer distances between our journey-stages": but they wronged themselves (therein). At length We made them as a tale (that is told), and We dispersed them all in scattered fragments. Verily in this are Signs for every (soul that is) patiently constant and grateful. پس [این مغرورشدگان به رفاه و خوشی و ناسپاسان در برابر نعمت] گفتند: پروردگارا! میان سفرهای ما، دوری و فاصله انداز. [این را درخواست کردند تا تهیدستان و پا برهنگان نتوانند در کنار آنان سفر کنند]، و [این گونه آنان] بر خودشان ستم کردند، پس ما آنان را داستان هایی [برای عبرت آیندگان] قرار دادیم و جمعشان را به شدت متلاشی و تار و مار کردیم، همانا در این [سرگذشت‌ها] برای هر صبرکننده سپاس گزاری عبرت هاست///پس [این مغرورشدگان به رفاه و خوشی و ناسپاسان در برابر نعمت] گفتند: پروردگارا! میان سفرهای ما، دوری و فاصله انداز. [این را درخواست کردند تا تهیدستان و پا برهنگان نتوانند در کنار آنان سفر کنند]، و [این گونه آنان] بر خودشان ستم کردند، پس ما آنان را داستان هایی [برای عبرت آیندگان] قرار دادیم و جمعشان را به شدت متلاشی و تار و مار کردیم، همانا در این [سرگذشت‌ها] برای هر صبرکننده سپاس گزاری عبرت هاست///بر خویشتن ستم کردند و گفتند: اى پروردگار ما، منزلگاه‌هاى ما را از هم دور گردان. ما نیز افسانه روزگارشان گردانیدیم و سخت پراکنده‌شان ساختیم و در این عبرتهاست براى شکیبایان سپاسگزار.///ولى [این مردم ناسپاس‌] گفتند: پروردگارا! میان سفرهایمان دورى افکن [تا درویش و غنى متمایز شوند]، و بر خویشتن ستم کردند پس آنها را افسانه‌هایى [عبرت‌آموز] گردانیدیم، و سخت تار و مارشان کردیم. قطعا در این [ماجرا] براى هر صبر پیشه‌ى سپاسگزارى عبرت‌هاست///تا گفتند: «پروردگارا، میان [منزلهاى‌] سفرهایمان فاصله انداز.» و بر خویشتن ستم کردند. پس آنها را [براى آیندگان، موضوع‌] حکایتها گردانیدیم، و سخت تارومارشان کردیم؛ قطعا در این [ماجرا] براى هر شکیباى سپاسگزارى عبرتهاست.///پس گفتند: «پروردگارا! میان سفرهاى ما فاصله بیانداز!» [تا در سفرها نیاز به زاد و توشه باشد، و برترى دارا بر ندار روشن شود،] و [این‌گونه آنان‌] بر خویشتن ستم کردند. پس ما آنان را [موضوع] داستان‌هایى [براى عبرت دیگران] قرار دادیم. و آنان را به کلى پراکنده و متلاشى کردیم. در این [ناسپاسى آنان و قهر ما] نشانه‌هایى براى هر شکیبای سپاسگزارى است.///باز آنها گفتند: بار الها، سفرهای ما را دور و دراز گردان، و (به این تقاضای بی‌جا) بر خویش ستم کردند، ما هم آنها را داستانها و مثلهای عبرت آموز کردیم و به کلی متفرق و پراکنده ساختیم. در این عقوبت برای مردمان پر صبر و شکر آیاتی (از عبرت و حکمت) آشکار است.///پس گفتند پروردگارا بین سفرهای ما فاصله انداز، و بدین‌سان بر خویشتن ستم کردند، آنگاه همچون افسانه‌شان گرداندیم و پاره و پراکنده‌شان ساختیم، بی‌گمان در این برای هر شکیبای شاکری مایه‌های عبرت است‌///ولی (این ناسپاس مردم) گفتند: «پروردگارا! میان سفرهای ما دوری بیفکن» (تا بینوایان نتوانند دوش به دوش اغنیا سفر کنند! و به این طریق) آنها به خویشتن ستم کردند! و ما آنان را داستانهایی (برای عبرت دیگران) قرار دادیم و جمعیتشان را متلاشی ساختیم؛ در این ماجرا، نشانه‌های عبرتی برای هر صابر شکرگزار است.///پس گفتند پروردگارا دوری افکن میان سفرهای ما و ستم کردند خویش را پس گردانیدیمشان داستانهائی و پریشان (پراکنده) ساختیمشان منتهای پریشانی را همانا در این است آیتهائی برای هر شکیبائی سپاسگزار///پس (از آن) گفتند: «پروردگارمان! میان (جایگاه‌های) سفرهایمان فاصله بینداز.» و بر خویشتن ستم کردند. پس آنها را (برای آیندگان، نمونه‌ی) حکایت‌هایی تازه گردانیدیم و به کلی تار و مارشان کردیم. بی‌چون در این (ماجرا) برای هر شکیبایی بس سپاسگزار نشانه‌هایی است. quran_en_fa And on them did Satan prove true his idea, and they followed him, all but a party that believed. و همانا ابلیس، پندارش را [که گفته بود: نسل آدم را گمراه می‌کنم] درباره آنان تحقق یافت که همه جز گروهی از مؤمنان از او پیروی کردند.///و همانا ابلیس، پندارش را [که گفته بود: نسل آدم را گمراه می‌کنم] درباره آنان تحقق یافت که همه جز گروهی از مؤمنان از او پیروی کردند.///شیطان گمان خود را در باره آنها درست یافت. و جز گروهى از مؤمنان، دیگران از او پیروى کردند.///و همانا شیطان گمان خود را در مورد آنها راست یافت، و جز گروهى از مؤمنان، همه از او پیروى کردند///و قطعا شیطان گمان خود را در مورد آنها راست یافت. و جز گروهى از مؤمنان، [بقیه‌] از او پیروى کردند!///و البته ابلیس گمان خود را [برای گمراهی انسان] بر آنان تحقق یافته دید، پس جز گروه اندکى از مؤمنان، همگى از او پیروى کردند.///و شیطان گمان باطل خود را درباره مردم، سخت به صدق و حقیقت رساند، پس جز فرقه کمی از اهل ایمان همه پیرو او شدند.///و به راستی شیطان ظن خود را درباره ایشان راست یافت، آنگاه [همگی‌] جز گروهی از مؤمنان از او پیروی کردند///(آری) بیقین، ابلیس گمان خود را درباره آنها محقق یافت که همگی از او پیروی کردند جز گروه اندکی از مؤمنان!///و همانا راست آورد بر ایشان ابلیس پندار خویش را پس پیرویش کردند مگر گروهی از مؤمنان‌///و بی‌گمان شیطان گمان خود را در مورد آنان بی‌امان راست آورد. پس جز گروهی از مؤمنان، (دیگران) از او پیروی کردند. quran_en_fa But he had no authority over them,- except that We might test the man who believes in the Hereafter from him who is in doubt concerning it: and thy Lord doth watch over all things. و ابلیس را بر آنان [در اینکه فرمان بردارشان کند] هیچ تسلطی نبود [جز وسوسه کردن و باز بودن راه وسوسه بر او، هیچ سببی نداشت] مگر اینکه می‌خواستیم کسانی را که به آخرت ایمان دارند از آنان که درباره آن در تردیدند مشخص کنیم؛ و پروردگارت بر هر چیزی نگهبان است.///و ابلیس را بر آنان [در اینکه فرمان بردارشان کند] هیچ تسلطی نبود [جز وسوسه کردن و باز بودن راه وسوسه بر او، هیچ سببی نداشت] مگر اینکه می‌خواستیم کسانی را که به آخرت ایمان دارند از آنان که درباره آن در تردیدند مشخص کنیم؛ و پروردگارت بر هر چیزی نگهبان است.///و شیطان را بر آنان تسلطى نبود، مگر آنکه مى‌خواستیم معلوم داریم که چه کسانى به قیامت ایمان دارند و چه کسانى از آن در شک هستند. و پروردگار تو نگهبان هر چیزى است.///و را بر آنها تسلطى نبود، جز آن که [مى‌خواستیم‌] کسى را که به آخرت ایمان دارد از کسى که در باره‌ى آن مردد است باز شناسیم، و پروردگار تو بر هر چیزى نگاهبان است///و [شیطان‌] را بر آنان تسلطى نبود، جز آنکه کسى را که به آخرت ایمان دارد از کسى که در باره آن در تردید است باز شناسیم. و پروردگار تو بر هر چیزى نگاهبان است.///و ابلیس هیچ‌گونه تسلط و غلبه‌اى بر آنان نداشت. [کار او تنها وسوسه است،] تا کسى را که به آخرت ایمان دارد [و در برابر وسوسه‌هاى او مقاومت مى‌کند،] از کسى که نسبت به آخرت در تردید است، معلوم کنیم. و پروردگارت بر همه چیز نگهبان است.///در صورتی که شیطان بر مردمان تسلطی نداشت (بلکه از حرص دنیا پیرو او شدند. و شیطان را بر این نداشتیم) مگر برای آنکه (به امتحان) آن کس را که به عالم قیامت ایمان آورد از آن کس که شک دارد معلوم گردانیم. و خدای تو بر هر چیز نگهبان و آگاه است.///و او [شیطان‌] را بر آنان سلطه‌ای نبود، مگر آنکه سرانجام کسی را که به آخرت ایمان دارد، از کسی که از آن شک دارد، باز شناسانیم، و پروردگارت بر همه چیز نگهبان است‌///او سلطه بر آنان نداشت جز برای اینکه مؤمنان به آخرت را از آنها که در شک هستند باز شناسیم؛ و پروردگار تو، نگاهبان همه چیز است!///و نیستش بر ایشان فرمانروائیی مگر تا بشناسیم آن را که ایمان آورد به آخرت از آنکه او است در شکی از آن و پروردگار تو است بر همه چیز نگهبان‌///و شیطان را بر آنان هیچ‌گونه تسلطی نبود، جز آنکه کسی را که به آخرت ایمان دارد، از کسی که درباره‌ی آن در تردید است نشانه گذاریم. و پروردگار تو بر هر چیزی بسی نگاهبان است. quran_en_fa Say: "Call upon other (gods) whom ye fancy, besides Allah: They have no power,- not the weight of an atom,- in the heavens or on earth: No (sort of) share have they therein, nor is any of them a helper to Allah. بگو: کسانی را که به جای خدا [سزاوار پرستیدن] پنداشته‌اید، بخوانید [تا خواسته هایتان را اجابت کنند، ولی آنها هیچ خواسته‌ای را از شما اجابت نمی‌کنند؛ زیرا] در آسمان‌ها و زمین، هموزن ذره‌ای را مالک نیستند و آنها را در آن دو هیچ سهم و شرکتی نیست، و از میان آنها هیچ پشتیبانی برای خدا وجود ندارد.///بگو: کسانی را که به جای خدا [سزاوار پرستیدن] پنداشته‌اید، بخوانید [تا خواسته هایتان را اجابت کنند، ولی آنها هیچ خواسته‌ای را از شما اجابت نمی‌کنند؛ زیرا] در آسمان‌ها و زمین، هموزن ذره‌ای را مالک نیستند و آنها را در آن دو هیچ سهم و شرکتی نیست، و از میان آنها هیچ پشتیبانی برای خدا وجود ندارد.///بگو: بخوانید کسانى را که جز خداى یکتا خدا مى‌پندارید. مالک ذره‌اى در آسمانها و زمین نیستند و در آفرینش آن دو شرکتى نداشته‌اند و خدا را از میان آنها یاریگرى نبوده است.///بگو: کسانى را که به جاى خدا پنداشته‌اید بخوانید آنها به اندازه‌ى ذره‌اى را نه در آسمان‌ها و نه در زمین مالک نیستند، و در آن دو هیچ شرکتى ندارند، و از آنها کسى مددکار خدا نیست///بگو: «کسانى را که جز خدا [معبود خود] پنداشته‌اید بخوانید؛ هموزن ذره‌اى نه در آسمانها و نه در زمین مالک نیستند، و در آن دو شرکتى ندارند، و براى وى از میان آنان هیچ پشتیبانى نیست.»///بگو: «کسانى را که به جای خدا [معبود] پنداشته‌اید، بخوانید. آنان به میزان ذره‌اى مالک چیزى در آسمان و زمین نیستند. و شریک‌ها [ى خیالى شما] در [اداره‌ى] زمین و آسمان هیچ‌گونه مشارکتى ندارند. و از میان آنها هیچ پشتیبانى براى خداوند نیست.»///(ای رسول ما، مشرکان را) بگو: آنهایی را که به جز خدا شما مؤثر پنداشتید بخوانید (خواهید دانست که) هیچ یک مقدار ذره‌ای در آسمانها و زمین مالک نیستند و با خدا شرکتی در خلقت آسمان و زمین نداشته و به او در آفرینش یاری و کمکی نکرده‌اند.///بگو کسانی را که در برابر خدا قائلید بخوانید، [خواهید دید] که هم سنگ ذره‌ای در آسمان و زمین اختیار و دست ندارند، و در [اداره و آفرینش آنها] ایشان را شرکتی نیست، و او [خداوند] را از میان آنان پشتیبانی نیست‌///بگو: «کسانی را که غیر از خدا (معبود خود) می‌پندارید بخوانید! (آنها هرگز گرهی از کار شما نمی‌گشایند، چرا که) آنها به اندازه ذره‌ای در آسمانها و زمین مالک نیستند، و نه در (خلقت و مالکیت) آنها شریکند، و نه یاور او (در آفرینش) بودند.///بگو بخوانید آنان را که پنداشتید جز خدا دارا نیستند سنگینی ذره در آسمانها و نه در زمین و نیستشان در آنها شرکتی و نیست او را از ایشان پشتیبانی‌///بگو: «کسانی را که جز خدا (معبود خود) پنداشته‌اید بخوانید؛ هم‌وزن ذره‌ای را نه در آسمان‌ها و نه در زمین مالک نیستند و در آن دو هیچ شرکتی (هم با خدا) ندارند و برای آنان هیچ پشتیبانی (هم) نیست.» quran_en_fa "No intercession can avail in His Presence, except for those for whom He has granted permission. So far (is this the case) that, when terror is removed from their hearts (at the Day of Judgment, then) will they say, 'what is it that your Lord commanded?' they will say, 'That which is true and just; and He is the Most High Most Great'." شفاعت در پیشگاه خدا جز برای کسانی که به آنان اذن دهد سودی ندارد، [آن روز شفیعان و امیدواران به شفاعت مضطربانه به انتظار اذن خدا برای شفاعت هستند] تا زمانی که با صدور اذن شفاعت دل هایشان آرام گیرد [در این هنگام مجرمان به شفیعان] گویند: پروردگارتان چه گفت؟ می‌گویند: حق گفت و او بلند مرتبه و بزرگ است.///شفاعت در پیشگاه خدا جز برای کسانی که به آنان اذن دهد سودی ندارد، [آن روز شفیعان و امیدواران به شفاعت مضطربانه به انتظار اذن خدا برای شفاعت هستند] تا زمانی که با صدور اذن شفاعت دل هایشان آرام گیرد [در این هنگام مجرمان به شفیعان] گویند: پروردگارتان چه گفت؟ می‌گویند: حق گفت و او بلند مرتبه و بزرگ است.///شفاعت نزد خدا سود نکند، مگر در باره کسى که او خود اجازت دهد. و چون بیم از دلهایشان برود، گویند: پروردگارتان چه گفت؟ گویند: سخن حق گفت. و او بلندمرتبه و بزرگ است.///و شفاعت در پیشگاه او سود نمى‌بخشد، مگر در باره‌ى کسى که او را اجازه دهد تا چون هراس از دل‌هایشان برطرف شود، [مجرمان به شافعان‌] گویند: پروردگارتان چه گفت؟ گویند: حق را، و او بلند مرتبه و بزرگ است///و شفاعتگرى در پیشگاه او سود نمى‌بخشد، مگر براى آن کس که به وى اجازه دهد. تا چون هراس از دلهایشان برطرف شود، مى‌گویند: «پروردگارتان چه فرمود؟» مى گویند: «حقیقت؛ و هموست بلندمرتبه و بزرگ.»///و شفاعت نزد خداوند، جز براى کسانى که خداوند اجازه دهد، سودى ندارد. تا چون هراس از دل‌هاى آنان برطرف شود، [مجرمان] از آنان می‌پرسند: «پروردگارتان چه گفت؟» [شفیعان] پاسخ مى‌دهند: «حق گفت. [و اجازه‌ی شفاعت شایستگان را داد.] و او بلندمرتبه و بزرگ است.»///و شفاعت کسی نزد خدا هم جز آن که خدا به او اذن شفاعت داده سودمند نیست (پس از اینان چشم شفاعت مدارید و خاصان و انبیاء را در دنیا و آخرت شفیع خود قرار دهید) تا چون (آن خاصان) از دلهاشان اضطراب (جلال و سطوت الهی) بر طرف شود پرسند: خدای شما (در باب شفاعت) چه فرمود؟ پاسخ دهند که حق (و درستکاری و شفاعت مؤمنان نه مشرکان و منافقان) فرمود، و اوست خدای بلند مرتبه بزرگوار (و هیچ کس را جرأت مخالفت امرش نیست).///و شفاعت نزد او سودی ندهد، مگر درباره کسی که برای او اجازه دهد، تا چون هراس از دلهای ایشان برطرف شود، گویند پروردگارتان چه گفت؟ گویند حق، و او بلندمرتبه بزرگ است‌///هیچ شفاعتی نزد او، جز برای کسانی که اذن داده، سودی ندارد! (در آن روز همه در اضطرابند) تا زمانی که اضطراب از دلهای آنان زایل گردد (و فرمان از ناحیه او صادر شود؛ در این هنگام مجرمان به شفیعان) می‌گویند: «پروردگارتان چه دستوری داده؟» می‌گویند: «حق را (بیان کرد و اجازه شفاعت درباره مستحقان داد)؛ و اوست بلندمقام و بزرگ‌مرتبه!»///و سود ندهد شفاعت نزد او جز برای آنکه دستور دهدش تا گاهی که گرفته شود طپیدن هراس از دلهای ایشان گویند چه گفت پروردگار شما گویند حق را و او است برتر بزرگوار///و شفاعتگری در پیشگاه او سودشان نمی‌دهد، مگر برای کسی که خدا برایش اجازه داد. تا هنگامی‌که هراسی سخت بر دل‌هایشان گرفته شد، گفتند: «پروردگارتان چه فرمود؟» گفتند: «‌حقیقت را؛ و اوست بلندمرتبه‌ی بزرگ.» quran_en_fa Say: "Who gives you sustenance, from the heavens and the earth?" Say: "It is Allah; and certain it is that either we or ye are on right guidance or in manifest error!" [به مشرکان] بگو: چه کسی از آسمان‌ها و زمین به شما روزی می‌دهد؟ بگو: خدا. و بی تردید ما یا شما بر هدایت یا در گمراهی آشکار هستیم.///[به مشرکان] بگو: چه کسی از آسمان‌ها و زمین به شما روزی می‌دهد؟ بگو: خدا. و بی تردید ما یا شما بر هدایت یا در گمراهی آشکار هستیم.///بگو: از آسمانها و زمین چه کسى به شما روزى مى‌دهد؟ بگو: خداى یکتا. اینک ما و شما یا در طریق هدایت هستیم یا در گمراهى آشکار.///بگو: کیست که شما را از آسمان‌ها و زمین روزى مى‌دهد؟ بگو: خداى، و در حقیقت ما و شما یا بر هدایتیم یا در گمراهى آشکار///بگو: «کیست که شما را از آسمانها و زمین روزى مى‌دهد؟» بگو: «خدا؛ و در حقیقت یا ما، یا شما بر هدایت یا گمراهى آشکاریم.»///«[اى پیامبر! به مشرکان] بگو: «کیست که از آسمان‌ها و زمین به شما روزى مى‌دهد؟» بگو: «خدا! و البته [یکى از] ما یا شما بر [طریق] هدایت یا در گمراهى آشکار هستیم.»///بگو: آن که از (نعم) آسمانها و زمین به شما روزی می‌دهد کیست؟ بگو: آن خداست، و ما (که موحدیم) یا شما (که مشرکید) کدام در هدایت یا ضلالتیم (به زودی معلوم شما خواهد شد).///بگو چه کسی از آسمانها و زمین شما را روزی می‌دهد؟ بگو خداوند و ما یا شما بر طریق هدایت، یا در گمراهی آشکاریم‌///بگو: «چه کسی شما را از آسمانها و زمین روزی می‌دهد؟» بگو: «الله! و ما یا شما بر (طریق) هدایت یا در ضلالت آشکاری هستیم!»///بگو که روزیتان دهد از آسمانها و زمین بگو خدا و ما یا شمائیم هر آینه بر هدایتی یا در گمراهی آشکار///بگو: «کیست (که) شما را از آسمان‌ها و زمین روزی می‌دهد؟» بگو: «خداست‌؛ و در حقیقت یا ما یا شما بر راهی راست یا گمراهی‌ای آشکارگریم.» quran_en_fa Say: "Ye shall not be questioned as to our sins, nor shall we be questioned as to what ye do." بگو: شما از گناه ما بازخواست نخواهید شد، و ما هم از آنچه شما انجام می‌دهید، بازخواست نخواهیم شد.///بگو: شما از گناه ما بازخواست نخواهید شد، و ما هم از آنچه شما انجام می‌دهید، بازخواست نخواهیم شد.///بگو: اگر ما مرتکب جرمى شویم، شما را بازخواست نمى‌کنند و اگر شما مرتکب کارى زشت گردید ما را بازخواست نخواهند کرد.///بگو: [شما] از آنچه ما گناه کرده‌ایم بازخواست نمى‌شوید، و [ما نیز] از آنچه شما انجام مى‌دهید بازخواست نخواهیم شد///بگو: «[شما] از آنچه ما مرتکب شده‌ایم بازخواست نخواهید شد، و [ما نیز] از آنچه شما انجام مى‌دهید بازخواست نخواهیم شد.»///بگو: «[شما] از آنچه ما مرتکب شده‌ایم، بازخواست نخواهید شد. و ما [نیز] از آنچه شما مى‌کنید، بازخواست نخواهیم شد.»///باز بگو: (خدا داور عدل است، پس) شما مسئول جرم ما نبوده و ما هم مسئول کردار زشت شما هرگز نخواهیم بود.///بگو نه از شما درباره گناهی که ما کرده‌ایم می‌پرسند و نه از ما درباره آنچه شما می‌کنید خواهند پرسید///بگو: «شما از گناهی که ما کرده‌ایم سؤال نخواهید شد، (همان گونه که) ما در برابر اعمال شما مسؤول نیستیم!»///بگو پرسش نشوید از آنچه ما کردیم و نه پرسش شویم از آنچه شما کنید///بگو: «(شما) از آنچه ما جرم کرده‌ایم بازخواست نمی‌شوید و (ما نیز) از آنچه شما انجام می‌دهید بازخواست نمی‌شویم.» quran_en_fa Say: "Our Lord will gather us together and will in the end decide the matter between us (and you) in truth and justice: and He is the one to decide, the One Who knows all." بگو: پروردگارمان میان ما و شما را [روز قیامت] جمع می‌کند، سپس میان ما و شما به حق داوری خواهد کرد، و او داور دانایی است.///بگو: پروردگارمان میان ما و شما را [روز قیامت] جمع می‌کند، سپس میان ما و شما به حق داوری خواهد کرد، و او داور دانایی است.///بگو: پروردگار ما، ما و شما را گرد مى‌آورد، سپس میان ما به حق داورى مى‌کند. زیرا اوست حکم کننده و دانا.///بگو: پروردگارمان ما و شما را [یکجا] جمع مى‌کند، سپس میان ما به حق داورى مى‌کند و اوست داور دانا///بگو: «پروردگارمان ما و شما را جمع خواهد کرد؛ سپس میان ما به حق داورى مى کند، و اوست داور دانا.»///[به مشرکان] بگو: «پروردگارمان، ما و شما را [در قیامت] گرد مى‌آورد، سپس بین ما و شما به حق داورى خواهد کرد. و اوست داور دانا.»///باز بگو که خدا بین همه ما جمع کند آن گاه میان ما به حق، فتح و داوری خواهد فرمود و اوست که عقده گشا (ی مشکلات) و دانا (ی اسرار عالم) است.///بگو پروردگار ما، ما و شما را گرد می‌آورد، سپس در میان ما به حق داوری می‌کند و اوست داور دانا///بگو: «پروردگار ما همه ما را جمع می‌کند، سپس در میان ما بحق داوری می‌نماید (و صفوف مجرمان را از نیکوکاران جدا می‌سازد)، و اوست داور (و جداکننده) آگاه!»///بگو گردآورد میان ما پروردگار ما سپس بگشاید میان ما به حق و او است گشاینده دانا///بگو: «پروردگارمان میان ما و شما جمع خواهد کرد؛ سپس میان ما به بحق جدایی می‌افکند و اوست بس کارگشای بسیار دانا.» quran_en_fa Say: "Show me those whom ye have joined with Him as partners: by no means (can ye). Nay, He is Allah, the Exalted in Power, the Wise." بگو: کسانی را که به عنوان شریکان به او ملحق کرده‌اید به من نشان دهید [تا بنگرم آیا صفاتی که واجب است در یک معبود باشد در آنها هست؟ یقینا] این چنین [صفاتی در آنها] نیست، بلکه فقط خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///بگو: کسانی را که به عنوان شریکان به او ملحق کرده‌اید به من نشان دهید [تا بنگرم آیا صفاتی که واجب است در یک معبود باشد در آنها هست؟ یقینا] این چنین [صفاتی در آنها] نیست، بلکه فقط خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///بگو: آنهایى را که شریک خدا پنداشتید به من نشان بدهید. هرگز، که اوست خداى پیروزمند و حکیم.///بگو: کسانى را که به عنوان شریکان به او ملحق کرده‌اید، به من نشان دهید. چنین نیست، بلکه اوست خداى شکست‌ناپذیر حکیم///بگو: «کسانى را که [به عنوان‌] شریک به او ملحق گردانیده‌اید، به من نشان دهید.» چنین نیست، بلکه اوست خداى عزیز حکیم.///بگو: «کسانى را که به عنوان شریک به خداوند ملحق کرده‌اید، به من نشان دهید. [آیا شایسته‌ی خدایی هستند؟] هرگز! بلکه فقط اوست خداى نفوذناپذیر حکیم.»///باز بگو: شما به من آنان را که به عنوان شریک به خدا بستید نشان دهید (چه قدرت و اثری در عالم دارند؟) هیچ و هرگز، بلکه خداست آن که مقتدر (بر جهان) و با علم و حکمت (در ایجاد) است.///بگو به من بنمایانید کسانی را که در مقام شریک به او نسبت می‌دهید چنین نیست، بلکه او خداوند پیروزمند فرزانه است‌///بگو: «کسانی را که بعنوان شریک به او ملحق ساخته‌اید به من نشان دهید! هرگز چنین نیست! (او شریک و شبیهی ندارد)، بلکه او خداوند عزیز و حکیم است!///بگو بنمایانیدیم آنان را که پیوستش کردید شریکانی نه چنین است بلکه او است خداوند عزتمند حکیم‌///بگو: «کسانی را که (به گمانتان به عنوان) شریکانی به او ملحق گردانیده‌اید، به من نشان دهید.» چنان نیست؛ بلکه اوست خدای عزیز حکیم. quran_en_fa We have not sent thee but as a universal (Messenger) to men, giving them glad tidings, and warning them (against sin), but most men understand not. و ما تو را برای همه مردم جز مژده رسان و بیم دهنده نفرستادیم، ولی بیشتر مردم [به این واقعیت] معرفت و آگاهی ندارند.///و ما تو را برای همه مردم جز مژده رسان و بیم دهنده نفرستادیم، ولی بیشتر مردم [به این واقعیت] معرفت و آگاهی ندارند.///تو را به پیامبرى نفرستادیم، مگر بر همه مردم؛ مژده‌دهنده و بیم‌دهنده. ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///و ما تو را نفرستادیم جز بشارتگر و هشدار دهنده براى همه مردم لیکن بیشتر مردم نمى‌دانند///و ما تو را جز [به سمت‌] بشارتگر و هشداردهنده براى تمام مردم، نفرستادیم؛ لیکن بیشتر مردم نمى‌دانند.///و ما تو را نفرستادیم مگر براى این که مردم را [از خطا و گناه] بازدارى، [و] مژده‌دهنده و بیم‌دهنده [باشی]. ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///و ما تو را جز برای اینکه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهی و (از عذابش) بترسانی نفرستادیم، و لیکن اکثر مردم (از این حقیقت) آگاه نیستند.///و تو را جز مژده‌آور و هشداردهنده برای همگی مردم نفرستاده‌ایم، ولی بیشترینه مردم نمی‌دانند///و ما تو را جز برای همه مردم نفرستادیم تا (آنها را به پاداشهای الهی) بشارت دهی و (از عذاب او) بترسانی؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند!///و نفرستادیم تو را مگر برای همه مردم مژده‌دهنده و ترساننده و لیکن بیشتر مردم نمی‌دانند///و ما تو را جز (به عنوان) بشارتگر و هشداردهنده‌ای برای نگهبانی کامل مردمان (از گزند این و آن) نفرستادیم‌؛ لیکن بیشتر مردمان نمی‌دانند. quran_en_fa They say: "When will this promise (come to pass) if ye are telling the truth?" و [از روی مسخره] می‌گویند: اگر راستگویید این وعده [قیامت و عذاب] کی خواهد بود؟///و [از روی مسخره] می‌گویند: اگر راستگویید این وعده [قیامت و عذاب] کی خواهد بود؟///و مى‌گویند: اگر راست مى‌گویید، این وعده چه وقت فرا رسد؟///و مى‌گویند: این وعده‌ى [قیامت‌] کى خواهد بود، اگر راست مى‌گویید///و مى‌گویند: «اگر راست مى‌گویید، این وعده چه وقت است؟»///و آنان مى‌گویند: «اگر راست مى‌گویید، این وعده [قیامت] کی فرامى‌رسد؟»///و (کافران) می‌گویند: پس این وعده قیامتی که شما پیغمبران می‌دهید اگر راست می‌گویید که خواهد بود؟///و گویند اگر راست می‌گویید این وعده کی فرا می‌رسد///می‌گویند: «اگر راست می‌گویید، این وعده (رستاخیز) کی خواهد بود؟!»///و گویند چه هنگام است این وعده اگر هستید راستگویان‌///و می‌گویند: «اگر (از) راستان بوده‌اید، این وعده [: هنگامه] چه هنگامی است‌؟» quran_en_fa Say: "The appointment to you is for a Day, which ye cannot put back for an hour nor put forward." بگو: وعده گاه شما روزی است که نه ساعتی از آن تأخیر می‌کنید و نه بر آن پیشی می‌گیرید.///بگو: وعده گاه شما روزی است که نه ساعتی از آن تأخیر می‌کنید و نه بر آن پیشی می‌گیرید.///بگو: آن روز که میعاد شماست، نه ساعتى تأخیر کنید و نه ساعتى پیش افتید.///بگو: براى شما وعدگاه روزى است که نه ساعتى از آن تأخیر مى‌کنید و نه پیش مى‌افتید///بگو: «میعاد شما روزى است که نه ساعتى از آن پس توانید رفت، و نه پیشى توانید جست.»///بگو: «وعده‌ی شما روزى است که نه ساعتى از آن تأخیر می‌کنید و نه [از آن] پیش می‌افتید.»///بگو: وعده گاه شما روزی است که ساعتی از آن تقدیم و تأخیر نخواهید داشت.///بگو برای شما موعد روزی مقرر است که نه از آن ساعتی پس افتید و نه پیش افتید///بگو: «وعده شما روزی خواهد بود که نه ساعتی از آن تأخیر می‌کنید و نه (بر آن) پیشی خواهید گرفت!»///بگو شما را است وعده‌گاه روزی که نه دیر کنید از آن ساعتی و نه پیشی گیرید///بگو: «وعده‌گاه برای شما روزی است که نه ساعتی [: لحظه‌ای] از آن درنگ توانید خواست و نه پیشی توانید جست.» quran_en_fa The Unbelievers say: "We shall neither believe in this scripture nor in (any) that (came) before it." Couldst thou but see when the wrong-doers will be made to stand before their Lord, throwing back the word (of blame) on one another! Those who had been despised will say to the arrogant ones: "Had it not been for you, we should certainly have been believers!" و کافران گفتند: ما به این قرآن و کتاب هایی که پیش از آن بوده است، هرگز ایمان نمی‌آوریم. و اگر ستمکاران را زمانی که در پیشگاه پروردگارشان [برای محاکمه] بازداشت شده‌اند، ببینی در حالی که هر کدام گناه و بدبختی خود را بر عهده دیگری می‌اندازد [امر عجیبی می‌بینی] مستضعفان به مستکبران می‌گویند: اگر شما سر راه ما نبودید یقینا ما مؤمن بودیم.///و کافران گفتند: ما به این قرآن و کتاب هایی که پیش از آن بوده است، هرگز ایمان نمی‌آوریم. و اگر ستمکاران را زمانی که در پیشگاه پروردگارشان [برای محاکمه] بازداشت شده‌اند، ببینی در حالی که هر کدام گناه و بدبختی خود را بر عهده دیگری می‌اندازد [امر عجیبی می‌بینی] مستضعفان به مستکبران می‌گویند: اگر شما سر راه ما نبودید یقینا ما مؤمن بودیم.///و کافران گفتند: ما نه به این قرآن ایمان مى‌آوریم و نه به کتابهاى پیش از آن. اگر ببینى، آن روز که ستمکاران را به پیشگاه پروردگارشان نگه دارند، هر کس گناه خود به گردن دیگرى اندازد. زبون‌شدگان به قدرتمندان گویند: اگر شما نبودید، ما ایمان آورده بودیم.///و کسانى که کافر شدند گفتند: نه به این قرآن و نه به آن [کتاب‌هایى‌] که پیش از آن است هرگز ایمان نخواهیم آورد. و اى کاش این ظالمان را هنگامى که در پیشگاه پروردگارشان بازداشت شده‌اند ببینى که [چگونه‌] سخن را به یکدیگر برمى‌گردانند [و جدل مى‌کنند و] ضعی///و کسانى که کافر شدند گفتند: «نه به این قرآن و نه به آن [توراتى‌] که پیش از آن است هرگز ایمان نخواهیم آورد.» و اى کاش بیدادگران را هنگامى که در پیشگاه پروردگارشان بازداشت شده‌اند مى‌دیدى [که چگونه‌] برخى از آنان با برخى [دیگر جدل و] گفتگو مى‌کنند؛ کسانى که زیردست بودند به کسانى که [ریاست و] برترى داشتند، مى‌گویند: «اگر شما نبودید قطعا ما مؤمن بودیم.»///و کسانى که کافر شدند، گفتند: «ما هرگز نه به این قرآن، و نه به آن [کتاب‌هایى] که پیش از آن بوده است، ایمان نخواهیم آورد.» [و تعجب مى‌کنى] اگر ببینى وقتى که ستمگران [مشرک] در پیشگاه پروردگارشان بازداشت شده‌اند، در حالى که با یکدیگر جدال و گفتگو مى‌کنند [و گناه خود را به گردن یکدیگر مى‌اندازند]، کسانى که ضعیف [و زیردست] نگاه داشته شده‌اند، به مستکبران مى‌گویند: «اگر شما نبودید، حتما ما مؤمن بودیم.»///و کافران مشرک گفتند: ما هرگز به این قرآن و به کتابهایی که پیش از این فرستاده‌اند (از تورات و انجیل و زبور و غیره) ایمان نخواهیم آورد. (وای بر آنها) و اگر روزی که آن ستمکاران را در پیشگاه خدا باز داشته‌اند مشاهده کنی در حالی که با یکدیگر به خصومت و گفتگو برخاسته و ضعیفان تابع به رؤسای گردنکش خطاب کنند که اگر اغوای شما نبود ما البته ایمان می‌آوردیم!///و کافران گویند هرگز به این قرآن، و به آنچه پیش از آن بود، ایمان نمی‌آوریم، و اگر ستمکاران [مشرک‌] را بنگری که نزد پروردگارشان بازداشته شوند، بعضی با بعضی دیگر بگو مگو کنند مستضعفان به مستکبران گویند اگر شما نبودید بی‌شک، ما مؤمن بودیم‌///کافران گفتند: «ما هرگز به این قرآن و کتابهای دیگری که پیش از آن بوده ایمان نخواهیم آورد!» اگر ببینی هنگامی که این ستمگران در پیشگاه پروردگارشان (برای حساب و جزا) نگه داشته شده‌اند در حالی که هر کدام گناه خود را به گردن دیگری می‌اندازد (از وضع آنها تعجب می‌کنی)! مستضعفان به مستکبران می‌گویند: «اگر شما نبودید ما مؤمن بودیم!»///و گفتند آنان که کفر ورزیدند هرگز ایمان نیاریم بدین قرآن و نه بدانچه پیش روی آن است و کاش می‌دیدی گاهی که ستمگران بازداشت شدگانند نزد پروردگار خویش برگردانند برخی از ایشان به برخی گفتار را گویند آنان که ناتوان شمرده شدند بدانان که برتری جستند اگر نبودید شما هرآینه می‌بودیم ما مؤمنان‌///و کسانی که کافر شدند گفتند: «نه به این قرآن و نه به آن کتاب‌هایی که روبه‌روی آن است هرگز ایمان نخواهیم آورد.» و ای کاش بیدادگران را هنگامی که در پیشگاه پروردگارشان بازداشت می‌باشند می‌دیدی (که چگونه) برخی از آنان با برخی سخن رد و بدل می‌کنند؛ کسانی که مستضعف و زیردست بودند به کسانی‌که مستکبر و زبردست بودند، می‌گویند: «اگر شما نبودید بی‌گمان ما (از) مؤمنان بودیم.» quran_en_fa The arrogant ones will say to those who had been despised: "Was it we who kept you back from Guidance after it reached you? Nay, rather, it was ye who transgressed. مستکبران به مستضعفان می‌گویند: آیا ما شما را از هدایت الهی بعد از آنکه به شما رسید باز داشتیم؟ [نه، باور نداریم] بلکه شما خودتان مجرم بودید.///مستکبران به مستضعفان می‌گویند: آیا ما شما را از هدایت الهی بعد از آنکه به شما رسید باز داشتیم؟ [نه، باور نداریم] بلکه شما خودتان مجرم بودید.///قدرتمندان به زبون‌شدگان گویند: آیا از آن پس که شما را به راه هدایت فراخواندند، ما شما را بازداشتیم؟ نه، شما خود گناهکار بودید.///مستکبران به ضعیف شدگان گویند: مگر ما بودیم که شما را از هدایت پس از آن که به سوى شما آمد بازداشتیم؟ بلکه خودتان گناهکار بودید///کسانى که [ریاست و] برترى داشتند، به کسانى که زیردست بودند، مى‌گویند: «مگر ما بودیم که شما را از هدایت -پس از آنکه به سوى شما آمد- بازداشتیم؟ [نه،] بلکه خودتان گناهکار بودید.»///[اما] مستکبران به زیردستان می‌گویند: «آیا ما شما را از هدایتى که به سراغتان آمد، بازداشتیم؟ [نه!] بلکه شما خود گناهکار بودید.»///باز رؤسای متکبر با پیروان ضعیف خویش گویند: آیا با آنکه (از جانب خدا) راه هدایت را به شما نمودند باز ما (به اجبار) شما را از هدایت منع کردیم؟ (هرگز چنین نیست) بلکه شما خود مردم بدکاری بودید.///مستکبران به مستضعفان گویند آیا ما شما را از هدایتی که به سراغ شما آمد بازداشتیم؟ چنین نیست، بلکه خودتان گناهکار بودید///(اما) مستکبران به مستضعفان پاسخ می‌دهند: «آیا ما شما را از هدایت بازداشتیم بعد از آنکه به سراغ شما آمد (و آن را بخوبی دریافتید)؟! بلکه شما خود مجرم بودید!»///گفتند آنان که برتری جستند بدانان که ناتوان شمرده شدند آیا ما بازداشتیم شما را از رهبری پس از آنکه بیامد شما را بلکه بودید شما گنهکاران‌///کسانی که بزرگ‌خواهی و زبردستی کردند، به کسانی که زیردست شدند، گفتند: «مگر ما بودیم که شما را از هدایت - پس از آنکه سوی شما آمد - بازداشتیم‌؟ (نه،) بلکه خودتان مجرمان بوده‌اید.» quran_en_fa Those who had been despised will say to the arrogant ones: "Nay! it was a plot (of yours) by day and by night: Behold! Ye (constantly) ordered us to be ungrateful to Allah and to attribute equals to Him!" They will declare (their) repentance when they see the Penalty: We shall put yokes on the necks of the Unbelievers: It would only be a requital for their (ill) Deeds. مستضعفان به مستکبران می‌گویند: بلکه نیرنگ‌های [پی گیر شما در] شب و روز که به ما فرمان می‌دادید به خدا کافر شویم و همتایانی برای او قرار دهیم [ما را گمراه کرد]. و هنگامی که عذاب را ببینند، اظهار پشیمانی کنند [شاید نجات یابند]. و ما در گردن کافران غل و زنجیر می‌نهیم؛ آیا جز آنچه را انجام می‌دادند جزا داده می‌شوند.///مستضعفان به مستکبران می‌گویند: بلکه نیرنگ‌های [پی گیر شما در] شب و روز که به ما فرمان می‌دادید به خدا کافر شویم و همتایانی برای او قرار دهیم [ما را گمراه کرد]. و هنگامی که عذاب را ببینند، اظهار پشیمانی کنند [شاید نجات یابند]. و ما در گردن کافران غل و زنجیر می‌نهیم؛ آیا جز آنچه را انجام می‌دادند جزا داده می‌شوند.///زبون‌شدگان به قدرتمندان گویند: نه، شما شب و روز حیلت مى‌کردید، آنگاه که ما را فرمان مى‌دادید که به خداى یکتا کافر شویم و براى او همتایانى قرار دهیم. و چون عذاب را ببینند در دل پشیمانى کنند. و ما غلها را بر گردن کافران بگذاریم. آیا نه چنین است که در برابر اعمالشان مجازات مى‌شوند؟///و ضعیف شدگان به مستکبران گویند: [نه،] بلکه نیرنگ شب و روز [شما بود]، آن گاه که ما را وادار مى‌کردید که به خدا کافر شویم و براى او همتایانى قرار دهیم. و هنگامى که عذاب را ببینند پشیمانى [خود] را پنهان مى‌دارند و در گردن‌هاى کسانى که کافر شدند غل‌ها مى///و کسانى که زیردست بودند به کسانى که [ریاست و] برترى داشتند، مى‌گویند: «[نه،] بلکه نیرنگ شب و روز [شما بود] آنگاه که ما را وادار مى‌کردید که به خدا کافر شویم و براى او همتایانى قرار دهیم.» و هنگامى که عذاب را ببینند پشیمانى خود را آشکار کنند. و در گردنهاى کسانى که کافر شده‌اند غلها مى‌نهیم؛ آیا جز به سزاى آنچه انجام مى‌دادند مى‌رسند؟///و زیردستان به مستکبران می‌گویند: «بلکه [مایه‌ى گمراهى ما] نیرنگ شب و روز [شما بود]، آن‌گاه که ما را فرمان مى‌دادید به خدا کفر ورزیم و براى او همتایانى قرار دهیم.» و همین که عذاب را ببینند، پشیمانى خود را پنهان می‌کنند [تا بیشتر رسوا نشوند] و ما بر گردن کسانى که کفر ورزیدند، غل‌ها می‌نهیم. آیا جز آنچه مى‌کردند، کیفر مى‌شوند؟///باز آنان که ضعیف و تابع بودند به رؤسای متکبر جواب دهند: بلکه مکر و فریب شب و روز شما بود که پیوسته ما را وا می‌داشتید که به خدای یکتا کافر شویم و بر او شریکانی قرار دهیم. و چون عذاب قیامت را به چشم مشاهده کنند سخت اظهار پشیمانی کنند، و ما زنجیرهای عقاب به گردن (همه فرماندهان و فرمانبران) اهل کفر نهیم، آیا این رنج و شکنجه جز کیفر کردار زشت آنهاست؟///و مستضعفان به مستکبران گویند چنین نیست، بلکه مکر [شما در] شب و روز بود، آنگاه که به ما فرمان می‌دادید که به خداوند کفر بورزیم و برای او شریک قائل شویم، و چون عذاب را ببینند پشیمانی خود را پنهان دارند، و غلها را در گردنهای کافران بگذاریم، آیا جز در برابر آنچه کرده‌اند، جزا می‌یابند؟///و مستضعفان به مستکبران می‌گویند: «وسوسه‌های فریبکارانه شما در شب و روز (مایه گمراهی ما شد)، هنگامی که به ما دستور می‌دادید که به خداوند کافر شویم و همتایانی برای او قرار دهیم!» و آنان هنگامی که عذاب (الهی) را می‌بینند پشیمانی خود را پنهان می‌کنند (تا بیشتر رسوا نشوند)! و ما غل و زنجیرها در گردن کافران می‌نهیم؛ آیا جز آنچه عمل می‌کردند به آنها جزا داده می‌شود؟!///و گفتند آنان که ناتوان شمرده شدند بدانان که کبر ورزیدند بلکه نیرنگ شب و روز بود هنگامی که فرمان می‌دادید ما را که کفر ورزیم به خدا و قرار دهیم برایش همتایانی و نهان داشتند پشیمانی را گاهی که دیدند عذاب را و نهادیم زنجیرها را در گردنهای آنان که کفر ورزیدند آیا پاداش داده شوند جز آنچه را بودند می‌کردند///و کسانی که زیردست شدند به کسانی که زبردستی کردند، گفتند: «(نه،) بلکه نیرنگ شب و روز (شما بود) چون ما را وادار می‌کردید که به خدا کافر شویم و برای او همتایانی قرار دهیم.» و هنگامی که عذاب را دیدند پشیمانی خود را پنهان کردند و در گردن‌های کسانی که کافر شده‌اند غل‌ها نهادیم‌؛ آیا جز به آنچه انجام می‌داده‌اند پاداش داده می‌شوند. quran_en_fa Never did We send a warner to a population, but the wealthy ones among them said: "We believe not in the (Message) with which ye have been sent." در هیچ شهری هیچ بیم دهنده‌ای نفرستادیم مگر آنکه خوش گذرانان مغرور و سرمست آنان گفتند: ما به آنچه شما را به آن فرستاده‌اند، کافریم!///در هیچ شهری هیچ بیم دهنده‌ای نفرستادیم مگر آنکه خوش گذرانان مغرور و سرمست آنان گفتند: ما به آنچه شما را به آن فرستاده‌اند، کافریم!///ما هیچ بیم‌دهنده‌اى به قریه‌اى نفرستادیم، جز آنکه توانگران عیاشش گفتند: ما به آنچه شما را بدان فرستاده‌اند ایمان نمى‌آوریم.///و در هیچ شهرى هشدار دهنده‌اى نفرستادیم جز آن که خوشگذرانان آنها گفتند: ما به آنچه فرستاده شده‌اید کافریم///و [ما] در هیچ شهرى هشداردهنده‌اى نفرستادیم جز آنکه خوشگذرانان آنها گفتند: «ما به آنچه شما بدان فرستاده شده‌اید کافریم.»///و ما در هیچ دیارى هشدار دهنده‌اى نفرستادیم، مگر آن که افراد خوشگذران آن گفتند: «ما به آنچه شما را به آن فرستاده‌اند، کافریم.»///و ما هیچ رسول بیم دهنده‌ای در دیاری نفرستادیم جز آنکه ثروتمندان عیاش آن دیار (به رسولان) گفتند: ما به آنچه شما را به رسالت آن فرستاده‌اند کافریم.///و هیچ هشداردهنده‌ای به هیچ شهری نفرستادیم مگر آنکه نازپروردگان آن گفتند ما رسالت شما را منکریم‌///و ما در هیچ شهر و دیاری پیامبری بیم‌دهنده نفرستادیم مگر اینکه مترفین آنها (که مست ناز و نعمت بودند) گفتند: «ما به آنچه فرستاده شده‌اید کافریم!»///و نفرستادیم در شهری ترساننده‌ای مگر گفتند هوسرانان آنکه مائیم بدانچه فرستاده شدید بدان کافران‌///و (ما) در هیچ گروهی هشداردهنده‌ای نفرستادیم جز آنکه فرو رفتگان (نادان) در نعمت‌ها (ی‌شان) گفتند: «ما همواره به آنچه شما بدان فرستاده شده‌اید کافریم.» quran_en_fa They said: "We have more in wealth and in sons, and we cannot be punished." و گفتند: اموال و فرزندان ما از شما بیشتر است و [این دلیل توجه ویژه خدا به ماست؛ بنابراین اگر عذابی هم باشد] ما را عذاب نخواهند کرد.///و گفتند: اموال و فرزندان ما از شما بیشتر است و [این دلیل توجه ویژه خدا به ماست؛ بنابراین اگر عذابی هم باشد] ما را عذاب نخواهند کرد.///و گفتند: اموال و اولاد ما از همه بیشتر است و کس ما را عذاب نکند.///و گفتند: اموال و اولاد ما [از همه‌] بیشتر است [و این نشانه قرب ما به خداست‌] و ما عذاب نخواهیم شد///و گفتند: «ما دارایى و فرزندانمان از همه بیشتر است و ما عذاب نخواهیم شد.»///و گفتند: «دارایی و فرزندان ما بیشتر است و [این نشانه‌ی علاقه‌ی خداوند به ماست، پس اگر عذابى هم باشد،] ما عذاب نمى‌شویم.»///و باز گفتند که ما بیش از شما مال و فرزند داریم و (چون نعمت دنیای ما افزون‌تر است در آخرت هم) هرگز رنج و عذابی نخواهیم داشت.///گفتند ما پرمال و منال‌تر و پرزاد و رودتر هستیم، و ما عذاب‌دیده نخواهیم بود///و گفتند: «اموال و اولاد ما (از همه) بیشتر است (و این نشانه علاقه خدا به ماست!)؛ و ما هرگز مجازات نخواهیم شد!»///و گفتند ما بیشتریم در مالها و فرزندان و نیستیم ما عذاب‌شدگان‌///و گفتند: «ما از حیث دارایی و فرزندان (مان از شما) افزون‌تریم و ما (هرگز از) عذاب‌شوندگان نیستیم.» quran_en_fa Say: "Verily my Lord enlarges and restricts the Provision to whom He pleases, but most men understand not." بگو: یقینا پروردگارم روزی را برای هر کس بخواهد وسعت می‌دهد یا تنگ می‌گیرد، ولی بیشتر مردم [نسبت به مصلحت خدا] معرفت و آگاهی ندارند.///بگو: یقینا پروردگارم روزی را برای هر کس بخواهد وسعت می‌دهد یا تنگ می‌گیرد، ولی بیشتر مردم [نسبت به مصلحت خدا] معرفت و آگاهی ندارند.///بگو: پروردگار من است که روزى هر کس را که بخواهد فراوان مى‌کند و بر هر که بخواهد تنگ مى‌گیرد. ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///بگو: پروردگار من [جهت مصالحى‌] روزى را براى هر کس که بخواهد وسعت مى‌دهد یا تنگ مى‌گیرد [این ربطى به قرب خدا ندارد] ولى بیشتر مردم نمى‌دانند///بگو: «پروردگار من است که روزى را براى هر کس که بخواهد گشاده یا تنگ مى گرداند؛ لیکن بیشتر مردم نمى‌دانند.»///بگو: «پروردگار من براى هر که بخواهد، روزى را گشایش مى‌دهد، یا تنگ مى‌گرداند؛ ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.»///بگو: خدای من هر که را بخواهد روزی وسیع دهد و (هر که را بخواهد) تنگ روزی گرداند و لیکن اکثر مردم (از این حقیقت) آگاه نیستند.///بگو بی‌گمان پروردگار من روزی را برای هر کس که بخواهد گشاده یا تنگ می‌دارد، ولی بیشترینه مردم نمی‌دانند///بگو: «پروردگار من روزی را برای هر کس بخواهد وسیع یا تنگ می‌کند، (این ربطی به قرب در درگاه او ندارد)؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند!///بگو هر آینه پروردگار من فراخ گرداند روزی را برای هر که خواهد و تنگ کند و لیکن بیشتر مردم نمی‌دانند///بگو: «پروردگارم همواره روزی را برای هر کس بخواهد گشاده یا تنگ می‌گرداند؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.» quran_en_fa It is not your wealth nor your sons, that will bring you nearer to Us in degree: but only those who believe and work righteousness - these are the ones for whom there is a multiplied Reward for their deeds, while secure they (reside) in the dwellings on high! و اموال و فرزندانتان چیزهایی نیستند که شما را نزد ما مقرب کنند مگر آنان که ایمان آورده و کار شایسته انجام داده‌اند [که به سبب ایمان و کار شایسته، مقرب ما هستند]؛ پس اینانند که برای آنان در برابر آنچه انجام داده‌اند، پاداش مضاعف است، و آنان در غرفه‌ها [ی بهشتی از هر گزند و آسیبی] آسوده خاطرند.///و اموال و فرزندانتان چیزهایی نیستند که شما را نزد ما مقرب کنند مگر آنان که ایمان آورده و کار شایسته انجام داده‌اند [که به سبب ایمان و کار شایسته، مقرب ما هستند]؛ پس اینانند که برای آنان در برابر آنچه انجام داده‌اند، پاداش مضاعف است، و آنان در غرفه‌ها [ی بهشتی از هر گزند و آسیبی] آسوده خاطرند.///اموال و اولادتان چیزى نیست که شما را به ما نزدیک سازد. مگر آنان که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند، که پاداش اینان به سبب اعمالشان دو برابر است و ایمن در غرفه‌هاى بهشت هستند.///و اموال و فرزندانتان چیزى نیست که شما را به پیشگاه ما نزدیک گرداند، مگر کسانى که ایمان آورده و کار شایسته کرده باشند، که آنها را بدانچه کرده‌اند دو برابر پاداش است و آنها در غرفه‌هاى [بهشتى‌] آسوده خاطر خواهند بود///و اموال و فرزندانتان چیزى نیست که شما را به پیشگاه ما نزدیک گرداند، مگر کسانى که ایمان آورده و کار شایسته کرده باشند. پس براى آنان دو برابر آنچه انجام داده‌اند پاداش است و آنها در غرفه‌ها [ى بهشتى‌] آسوده خاطر خواهند بود.///و اموال و فرزندانتان آن­گونه نیست که شما را به پیشگاه ما نزدیک گرداند، مگر کسانى که ایمان آورده‌اند و کار شایسته کرده‌اند. پس آنانند که دو برابر آنچه کردند، پاداش دارند و آنانند که در غرفه‌ها و طبقات [بهشتى] آسوده‌خاطرند.///و هرگز اموال و اولاد شما چیزی که شما را به درگاه ما مقرب گرداند نیست مگر آنکه با ایمان و عمل صالح کسی مقرب شود که آنان پاداش اعمال صالحشان مضاعف و افزون است و در غرفه‌های بهشت ابدی (از هر غم و رنج) ایمن و آسوده خاطرند.///و اموال و اولاد شما چیزی نیست که شما را چنانکه باید و شاید به ما نزدیک گرداند، مگر [در مورد] کسی که ایمان آورده و کار شایسته کند، اینانند که به خاطر کار و کردارشان پاداش دوچندانی دارند، و هم ایشان در غرفه‌ها [ی بهشتی‌] در امن و امانند///اموال و فرزندانتان هرگز شما را نزد ما مقرب نمی‌سازد، جز کسانی که ایمان بیاورند و عمل صالحی انجام دهند که برای آنان پاداش مضاعف در برابر کارهایی است که انجام داده‌اند؛ و آنها در غرفه‌های (بهشتی) در (نهایت) امنیت خواهند بود!///و نیستند مالهای شما و نه فرزندان شما که نزدیک گردانند شما را نزد ما جایگاهی نزدیک مگر آنکه ایمان آورد و کردار شایسته کرد که آنان را است پاداش دو برابر بدانچه کردند و آنانند در کاخها آرمیدگان‌///و اموال و فرزندانتان چیزی نیستند که شما را به پیشگاه ما نزدیک گردانند، مگر کسی که ایمان آورده و کار شایسته کرده باشد. پس برای آنان چند برابر آنچه انجام داده‌اند پاداشی است و حال آنکه آنان در غرفه‌ها‌ (شان) در امانند. quran_en_fa Those who strive against Our Signs, to frustrate them, will be given over into Punishment. و کسانی که همواره در [انکار و ابطال] آیات ما می‌کوشند، به گمان اینکه می‌توانند ما را عاجز کنند [تا از دسترس قدرت ما بیرون روند]، اینان احضار شدگان در عذاب خواهند بود.///و کسانی که همواره در [انکار و ابطال] آیات ما می‌کوشند، به گمان اینکه می‌توانند ما را عاجز کنند [تا از دسترس قدرت ما بیرون روند]، اینان احضار شدگان در عذاب خواهند بود.///آنان که به آیات ما مى‌تازند و مى‌پندارند که از ما مى‌گریزند، طعمه عذابند.///و کسانى که در [ابطال‌] آیات ما مى‌کوشند که [ما را] به عجز آورند، آنان احضار شوندگان در عذاب [الهى‌] خواهند بود///و کسانى که در [ابطال‌] آیات ما مى‌کوشند که [ما را به خیال خود] درمانده کنند؛ آنانند که در عذاب احضار مى‌شوند.///و کسانى که در [ابطال‌] آیات ما مى‌کوشند تا [ما را به خیال خود] درمانده کنند، آنانند که در عذاب احضار مى‌شوند.///و آنان که در (محو و نابودی) آیات (و رسل) ما می‌کوشند تا (رسولان) ما را زبون و مغلوب خود کنند آنها را البته برای عذاب و انتقام حاضر خواهند کرد و به کیفر سخت می‌رسانند.///و آنان که در [رد و انکار] آیات ما مقابله کنان [و بی‌حاصل‌] می‌کوشند، اینان برای عذاب احضار شوند///و کسانی که برای انکار و ابطال آیات ما تلاش می‌کنند و می‌پندارند از چنگ قدرت ما فرار خواهند کرد، در عذاب (الهی) احضار می‌شوند!///و آنان که می‌کوشند در آیتهای ما به عجزآرندگان آنانند در عذاب احضارشدگان‌///و کسانی که در (ژرفای) آیات و نشانه‌های ما (به حال نشیب و فرازشان) برای به زانو درآوردن آنها شتابان می‌کوشند (هم) آنانند احضارشدگان (برای حساب و عذاب). quran_en_fa Say: "Verily my Lord enlarges and restricts the Sustenance to such of his servants as He pleases: and nothing do ye spend in the least (in His cause) but He replaces it: for He is the Best of those who grant Sustenance. بگو: یقینا پروردگارم روزی را برای هر کس از بندگانش بخواهد وسعت می‌دهد و یا تنگ می‌گیرد، و هرچه را انفاق می‌کنید [چه کم و چه زیاد] خدا عوضی را جایگزین آن می‌کند؛ و او بهترین روزی دهندگان است.///بگو: یقینا پروردگارم روزی را برای هر کس از بندگانش بخواهد وسعت می‌دهد و یا تنگ می‌گیرد، و هرچه را انفاق می‌کنید [چه کم و چه زیاد] خدا عوضی را جایگزین آن می‌کند؛ و او بهترین روزی دهندگان است.///بگو: پروردگار من است که روزى هر که از بندگانش را که بخواهد فراوان مى‌کند یا او را به تنگى مى‌افکند. و اگر چیزى انفاق کنید، عوضش را خواهد داد و او بهترین روزى‌دهندگان است.///بگو: در حقیقت، پروردگار من روزى را براى هر کس از بندگانش بخواهد وسعت مى‌دهد یا براى او تنگ مى‌گیرد. و هر چه انفاق کردید عوضش را خدا مى‌دهد، و او بهترین روزى دهندگان است///بگو: «در حقیقت، پروردگار من است که روزى را براى هر کس از بندگانش که بخواهد گشاده یا براى او تنگ مى‌گرداند. و هر چه را انفاق کردید عوضش را او مى‌دهد. و او بهترین روزى دهندگان است.»///بگو: «بی‌شک، پروردگارم براى هر کس از بندگانش که بخواهد، روزى را گشایش مى‌دهد و یا براى او تنگ مى‌گرداند و هر چه را انفاق کنید، او جایگزین مى‌کند و او بهترین روزى‌دهندگان است.»///بگو: خدای من هر که از بندگان خود را خواهد وسیع روزی یا تنگ روزی می‌گرداند، و شما هر چه (در راه رضای حق) انفاق کنید به شما عوض می‌بخشد و او بهترین روزی دهندگان است.///بگو بی‌گمان پروردگار من روزی را برای هر کس از بندگانش که بخواهد گشاده یا برای او تنگ می‌دارد، و هر آنچه انفاق کنید او [خداوند] عوض آن را می‌دهد، و او بهترین روزی‌دهندگان است‌///بگو: «پروردگارم روزی را برای هر کس بخواهد وسعت می‌بخشد، و برای هر کس بخواهد تنگ (و محدود) می‌سازد؛ و هر چیزی را (در راه او) انفاق کنید، عوض آن را می‌دهد (و جای آن را پر می‌کند)؛ و او بهترین روزی‌دهندگان است!»///بگو هر آینه پروردگار من گشایش دهد روزی را برای هر که خواهد از بندگان خویش و تنگ گرداند بر او و آنچه دهید از چیزی پس او جانشین (عوض) آردش و او است بهترین روزی‌دهندگان‌///بگو: «پروردگار من بی‌گمان، روزی را برای هر کس از بندگانش که بخواهد گشاده یا برای او تنگ می‌گرداند و هر چه را انفاق کنید عوضش را (هم) او می‌دهد. حال آنکه او بهترین روزی‌دهندگان است.» quran_en_fa One Day He will gather them all together, and say to the angels, "Was it you that these men used to worship?" و [یاد کن] روزی را که [خدا] همه آنان را محشور می‌کند، آن گاه به فرشتگان می‌گوید: آیا اینان شما را می‌پرستیدند؟///و [یاد کن] روزی را که [خدا] همه آنان را محشور می‌کند، آن گاه به فرشتگان می‌گوید: آیا اینان شما را می‌پرستیدند؟///روزى که همه را گردآورد، آنگاه ملائکه را گوید: آیا اینان بودند که شما را مى‌پرستیدند؟///و روزى که همه آنها را گرد مى‌آورد، آن‌گاه به فرشتگان مى‌گوید: آیا اینان شما را مى‌پرستیدند///و [یاد کن‌] روزى را که همه آنان را محشور مى‌کند، آنگاه به فرشتگان مى‌فرماید: «آیا اینها بودند که شما را مى‌پرستیدند؟»///و [به یاد آور] روزى که خداوند همه را محشور مى‌کند، سپس به فرشتگان مى‌گوید: «آیا این‌ها شما را مى‌پرستیدند؟»///(و یاد آر از آن) روزی که خدا همه مردم را به عرصه محشر جمع آورد آن گاه به فرشتگان گوید: آیا این گروه شما را معبود خود می‌گرفتند؟///و روزی که همگی آنان را محشور گرداند، سپس به فرشتگان گوید آیا اینان شما را می‌پرستیدند؟///(به خاطر بیاور) روزی را که خداوند همه آنان را بر می‌انگیزد، سپس به فرشتگان می‌گوید: «آیا اینها شما را پرستش می‌کردند؟!»///و روزی که گرد آردشان همگی سپس گوید به فرشتگان آیا اینان بودند شما را می‌پرستیدند///و (یاد کن) روزی را که (خدا) همه‌ی آنان را گرد هم می‌آورد، سپس به فرشتگان می‌فرماید: «آیا اینان بودند که تنها شما را می‌پرستیدند؟» quran_en_fa They will say, "Glory to Thee! our (tie) is with Thee - as Protector - not with them. Nay, but they worshipped the Jinns: most of them believed in them." می‌گویند: تو منزهی [از اینکه در پرستیده شدن شریک و همتا داشته باشی]، تو سرپرست و یار مایی نه آنان، [آنان ما را نمی‌پرستیدند] بلکه جنیان را می‌پرستیدند [و] بیشترشان به آنها ایمان داشتند.///می‌گویند: تو منزهی [از اینکه در پرستیده شدن شریک و همتا داشته باشی]، تو سرپرست و یار مایی نه آنان، [آنان ما را نمی‌پرستیدند] بلکه جنیان را می‌پرستیدند [و] بیشترشان به آنها ایمان داشتند.///مى‌گویند: تو منزهى. تویى ولى ما، نه آنها. اینان جنها را مى‌پرستیدند و بیشترین به آنها ایمان داشتند.///گویند: منزهى تو! سرپرست ما تویى نه آنها، بلکه جنیان را مى‌پرستیدند بیشترشان به آنها ایمان داشتند///مى‌گویند: «منزهى تو، سرپرست ما تویى نه آنها بلکه جنیان را مى‌پرستیدند؛ بیشترشان به آنها اعتقاد داشتند.»///فرشتگان می‌گویند: «خدایا! تو منزهى! تو سرپرست مایى، نه آنها! [آنان ما را نمى‌پرستیدند،] بلکه آنان جنیان را مى‌پرستیدند، [و] بیشترشان به آنان ایمان داشتند.»///فرشتگان گویند: بار الها، تو از هر شرک و نقصی پاک و منزهی، تو خدا و یاور مایی نه ایشان، بلکه اینان جن و شیاطین را می‌پرستیدند و به طوری که اکثرشان گرویده به آنها بودند.///گویند پاکا که تویی، تو سرور ما هستی نه آنان، خیر، ایشان جنیان را می‌پرستیدند [و] بیشترینه‌شان به آنان مؤمن بودند///آنها می‌گویند: «منزهی (از اینکه همتایی داشته باشی)! تنها تو ولی مائی، نه آنها؛ (آنها ما را پرستش نمی‌کردند) بلکه جن را پرستش می‌نمودند؛ و اکثرشان به آنها ایمان داشتند!»///گفتند منزهی تو توئی دوست ما نه آنان بلکه بودند می‌پرستیدند پریان را بیشتر ایشانند بدانان گروندگان‌///گفتند: «منزهی تو، سرپرست ما تنها تویی (و) نه آنان! بلکه اینان جنیان را می‌پرستیده‌اند؛ حال آنکه بیشترشان به آنان ایمان دارند.» quran_en_fa So on that Day no power shall they have over each other, for profit or harm: and We shall say to the wrong-doers, "Taste ye the Penalty of the Fire,- the which ye were wont to deny!" امروز برای یکدیگر مالک سود و زیانی نیستید، و به آنان که ستم کردند می‌گوییم: عذاب آتشی را که انکار می‌کردید، بچشید.///امروز برای یکدیگر مالک سود و زیانی نیستید، و به آنان که ستم کردند می‌گوییم: عذاب آتشی را که انکار می‌کردید، بچشید.///آن روز به یکدیگر هیچ سود و زیانى نتوانید رساند. و به ستمکاران گوییم: بچشید عذاب آتشى را که دروغش مى‌انگاشتید.///پس امروز براى یکدیگر سود و زیانى ندارید، و به کسانى که ستم کرده‌اند مى‌گوییم: بچشید عذاب آتشى را که آن را دروغ مى‌شمردید///اکنون براى یکدیگر سود و زیانى ندارید، و به کسانى که ستم کرده‌اند مى‌گوییم: «بچشید عذاب آتشى را که آن را دروغ مى‌شمردید.»///پس امروز براى یکدیگر مالک سود و زیانى نیستید. و به کسانى که ستم کردند، مى‌گوییم: «بچشید عذاب آتشى را که آن را دروغ مى‌شمردید!»///(و به مشرکان خطاب شود) پس امروز شما هیچ مالک نفع و ضرر یکدیگر نیستند. و ما آنان را که ظلم و ستم کردند گوییم: اینک بچشید عذاب آتشی را که تکذیب آن می‌کردید.///و امروز هیچ‌یک از آنان در حق دیگری اختیار سود و زیانی ندارد، و به کسانی که ستم [/شرک‌] ورزیده‌اند گوییم عذاب آتش [دوزخ‌] را که آن را تکذیب می‌کردید، بچشید///(آری) امروز هیچ یک از شما نسبت به دیگری مالک سود و زیانی نیست! و به ظالمان می‌گوییم: «بچشید عذاب آتشی را که تکذیب می‌کردید!»///پس امروز دارا نیست برخی از شما برای برخی سود و نه زیانی و گوئیم بدانان که ستم کردند بچشید عذاب آتشی را که بودید آن را دروغ می‌پنداشتید///پس امروز شما برای یکدیگر سود و زیانی ندارید، و به کسانی که ستم کرده‌اند می‌گوییم: «بچشید عذاب آتشی را که بدان (حق را) دروغ می‌شمرده‌اید.» quran_en_fa When Our Clear Signs are rehearsed to them, they say, "This is only a man who wishes to hinder you from the (worship) which your fathers practised." And they say, "This is only a falsehood invented!" and the Unbelievers say of the Truth when it comes to them, "This is nothing but evident magic!" و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده شود، می‌گویند: این نیست مگر مردی که می‌خواهد شما را از آنچه پدرانتان می‌پرستیدند، باز دارد. و می‌گویند: این قرآن جز دروغی ساختگی نیست. و کافران درباره حق، هنگامی که به سویشان آمد گفتند: این جز جادویی آشکار نیست!!///و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده شود، می‌گویند: این نیست مگر مردی که می‌خواهد شما را از آنچه پدرانتان می‌پرستیدند، باز دارد. و می‌گویند: این قرآن جز دروغی ساختگی نیست. و کافران درباره حق، هنگامی که به سویشان آمد گفتند: این جز جادویی آشکار نیست!!///چون آیات روشن ما بر آنان خوانده شد، گفتند: جز این نیست که این مردى است که مى‌خواهد شما را از آنچه پدرانتان مى‌پرستیدند بازدارد. و گفتند: این جز دروغى به هم بافته، چیز دیگرى نیست. و کسانى که به خدا کافر شده بودند، چون سخن حق بر آنها نازل شد گفتند: این چیزى جز جادویى آشکار نیست.///و چون آیات روشن ما بر آنها خوانده شود گویند: این نیست جز مردى که مى‌خواهد شما را از آنچه پدرانتان مى‌پرستیدند باز دارد، و [نیز] گویند: این جز دروغى بربافته نیست. و کسانى که کافر شدند، در باره‌ى حق وقتى به سویشان آمد گفتند: این جز افسونى آشکار نیست///و چون آیات تابناک ما بر آنان خوانده مى‌شود مى‌گویند: «این جز مردى نیست که مى‌خواهد شما را از آنچه پدرانتان مى‌پرستیدند باز دارد.» و [نیز] مى‌گویند: «این جز دروغى بربافته نیست.» و کسانى که به حق -چون به سویشان آمد- کافر شدند مى‌گویند: «این جز افسونى آشکار نیست.»///و هرگاه آیات روشن ما بر آنان خوانده شود، می‌گویند: «جز این نیست که این مرد مى‌خواهد شما را از آنچه پدرانتان مى‌پرستیدند، بازدارد.» و می‌گویند: «این [قرآن] جز دروغى بافته شده نیست.» و کسانى که کفر ورزیدند، همین که حق به سراغشان آمد، گفتند: این، جز جادویی آشکار نیست.»///و چون (توسط رسول) بر کافران آیات روشن ما تلاوت شود گویند: این شخص جز آنکه مردی است که می‌خواهد شما را از آنچه پدرانتان می‌پرستیدند برگرداند هیچ مزیت دیگری ندارد. و نیز گفتند: این قرآنش هم جز آنکه خود فرابافته (و به دروغ به خدا نسبت می‌دهد) چیز دیگری نباشد. و کافران چون آیات حق بر (هدایت) آنها آمد گفتند که این کتاب جز آنکه سحری آشکار است چیز دیگری نیست.///و چون آیات روشنگر ما بر آنان خوانده شود، گویند این جز مردی نیست که می‌خواهد شما را از آنچه پدرانتان می‌پرستیدند بازدارد، و گویند این جز بهتانی برساخته نیست، و کافران درباره حق -چون فراز آیدشانگویند این جز جادویی آشکار نیست‌///و هنگامی که آیات روشنگر ما بر آنان خوانده می‌شود، می‌گویند: «او فقط مردی است که می‌خواهد شما را از آنچه پدرانتان می‌پرستیدند بازدارد!» و می‌گویند: «این جز دروغ بزرگی که (به خدا) بسته شده چیز دیگری نیست!» و کافران هنگامی که حق به سراغشان آمد گفتند: «این، جز افسونی آشکار نیست!»///و گاهی که خوانده شود بر ایشان آیتهای ما روشن گویند نیست این جز مردی که خواهد بازدارد شما را از آنچه بودند می‌پرستیدند پدران شما و گفتند نیست این جز دروغی پرداخته و گفتند آنان که کفر ورزیدند به حق گاهی که آمدشان نیست این جز جادوئی آشکار///و هنگامی‌که آیاتمان به روشنایی بر آنان خوانده می‌شود گویند: «این جز مردی نیست که می‌خواهد شما را از آنچه پدرانتان می‌پرستیدند باز دارد.» و (نیز) می‌گویند: «این جز دروغی بربافته نیست.» و کسانی که کافر شدند، درباره‌ی حق - چون فرا سویشان آمد - گفتند: «این جز افسونی آشکارگر نیست.» quran_en_fa But We had not given them Books which they could study, nor sent messengers to them before thee as Warners. و [این در حالی است که] هیچ کتابی به آنان نداده‌ایم که آن را بخوانند [تا به تکیه بر آن قرآن را دروغی ساختگی بدانند]، و پیش از تو هیچ پیامبری نفرستادیم تا [با اعتماد به گفتار او] نبوت تو را انکار کنند،///و [این در حالی است که] هیچ کتابی به آنان نداده‌ایم که آن را بخوانند [تا به تکیه بر آن قرآن را دروغی ساختگی بدانند]، و پیش از تو هیچ پیامبری نفرستادیم تا [با اعتماد به گفتار او] نبوت تو را انکار کنند،///پیش از این، کتابى که آن را بخوانند به آنها نداده‌ایم و پیش از تو بیم‌دهنده‌اى بر آنان نفرستاده‌ایم.///و ما هیچ کتابى به آنها نداده بودیم که آن را بخوانند، و پیش از تو هشدار دهنده‌اى به سویشان نفرستاده بودیم. [که به موجب آن تو را تکذیب کنند///و ما کتابهایى به آنان نداده بودیم که آن را بخوانند، و پیش از تو هشداردهنده‌اى به سویشان نفرستاده بودیم.///و [این در حالى است که‌] ما کتابى [آسمانی] به آنان نداده‌ایم که آن را بخوانند و بیاموزند. [تا با تکیه بر آن، قرآن را دروغى ساختگى بدانند]. و ما پیش از تو بیم‌دهنده‌اى به سوى آنان نفرستاده‌ایم. [تا با اعتماد به گفتار او، نبوت تو را انکار کنند.]///در صورتی که ما هیچ کتاب و سندی که آن را بخوانند (و به آن سند تکذیب تو کنند) و یا رسولی پیش از تو (که به قول او بر رد تو دلیل آرند) بر این مشرکان نفرستادیم.///و به آنان کتابهایی [آسمانی‌] نداده بودیم، که آنها را بخوانند و بیاموزند، و پیش از تو به سوی آنان [پیامبر] هشداردهنده‌ای نفرستاده‌ایم‌///ما (قبلا) چیزی از کتابهای آسمانی را به آنان نداده‌ایم که آن را بخوانند (و به اتکای آن سخنان تو را تکذیب کنند)، و پیش از تو هیچ بیم‌دهنده [= پیامبری] برای آنان نفرستادیم!///و ندادیمشان کتابهائی که آنها را درس خوانند و نفرستادیم بسوی ایشان پیش از تو ترساننده‌ای‌///حال آنکه ما کتاب‌هایی به آنان نداده بودیم (تا) آن‌ها را یادگیرند و پیش از تو (هم) هشداردهنده‌ای سویشان نفرستادیم. quran_en_fa And their predecessors rejected (the Truth); these have not received a tenth of what We had granted to those: yet when they rejected My messengers, how (terrible) was My rejection (of them)! و کسانی که پیش از اینان بودند [آیات ما و پیامبران را] تکذیب کردند، و اینان به یک دهم قدرت و ثروتی که به آنان داده بودیم، نرسیده‌اند، پس پیامبرانم را تکذیب کردند [در نتیجه هلاکشان کردیم]؛ پس [بنگر] عذاب من چگونه بود؟///و کسانی که پیش از اینان بودند [آیات ما و پیامبران را] تکذیب کردند، و اینان به یک دهم قدرت و ثروتی که به آنان داده بودیم، نرسیده‌اند، پس پیامبرانم را تکذیب کردند [در نتیجه هلاکشان کردیم]؛ پس [بنگر] عذاب من چگونه بود؟///و کسانى که پیش از آنها بودند پیامبران را تکذیب کردند و اینان خود به ده یک آنچه به آنها داده بودیم نرسیده‌اند، و با این حال پیامبران مرا تکذیب کردند. پس عقوبت من چه سخت بود.///و کسانى که پیش از اینان بودند [نیز] تکذیب کردند، در حالى که اینان (اهل مکه) به ده یک آنچه [از قدرت‌] به آنها داده بودیم نمى‌رسند، [با این حال‌] فرستادگان مرا تکذیب کردند پس [بنگر] چگونه بود عقوبت من///و کسانى که پیش از اینان بودند، [نیز] تکذیب کردند، در حالى که اینان به ده‌یک آنچه بدیشان داده بودیم نرسیده‌اند. [آرى،] فرستادگان مرا دروغ شمردند؛ پس چگونه بود کیفر من؟///و کسانى که پیش از آنان بودند، [نیز پیامبران را] تکذیب کردند، در حالى که [کافران قوم تو] به یک دهم آنچه [از قدرت و ثروت] به گذشتگان داده بودیم، نرسیده‌اند. آنان پیامبران مرا تکذیب کردند، [و نابود شدند.] پس [بنگر] کیفر من چگونه بود؟///و کفار پیش از اینان هم پیغمبرانشان را تکذیب کردند و این کافران امت تو به عشر آنچه به آن گذشتگان دادیم (از ثروت و جاه) نرسیدند، پس آنها که رسولان مرا تکذیب کردند چگونه به عذاب من گرفتار شدند (اینان هم مانند آنان به کیفر می‌رسند).///و کسانی که پیش از آنان بودند، تکذیب پیشه کردند، و به یک دهم آنچه [از مکنت و نعمت به پیشینیان‌] آنان داده بودیم، نایل نشدند، آنگاه پیامبران مرا دروغ‌زن شمردند، [بنگر] تا عقوبت من چگونه بود///کسانی که پیش از آنان بودند (نیز آیات الهی را) تکذیب کردند، در حالی که اینها به یک دهم آنچه به آنان دادیم نمی‌رسند! (آری) آنها رسولان مرا تکذیب کردند؛ پس ببین مجازات من (نسبت به آنها) چگونه بود!///و تکذیب کردند آنان که پیش از ایشان بودند و نرسیدند ده یک آنچه بدیشان دادیم و تکذیب کردند فرستادگانم را پس چسان است کین‌کشیدن من‌///و کسانی که پیش از اینان بودند، (نیز رسولان را) تکذیب کردند، در حالی که اینان به ده یک آنچه بدیشان داده بودیم نرسیدند، پس فرستادگان مرا دروغ شمردند؛ پس کیفر من چگونه بود؟ quran_en_fa Say: "I do admonish you on one point: that ye do stand up before Allah,- (It may be) in pairs, or (it may be) singly,- and reflect (within yourselves): your Companion is not possessed: he is no less than a warner to you, in face of a terrible Penalty." بگو: من شما را فقط به یک حقیقت اندرز می‌دهم [و آن] اینکه دو دو و یک یک برای خدا قیام کنید، سپس درباره رفیقتان [محمد که عمری با پاکی، امانت، صدق و درستی در میان شما زندگی کرده است] بیندیشید که هیچ گونه جنونی ندارد، او برای شما از عذاب سختی که پیش روست، جز بیم دهنده‌ای نیست.///بگو: من شما را فقط به یک حقیقت اندرز می‌دهم [و آن] اینکه دو دو و یک یک برای خدا قیام کنید، سپس درباره رفیقتان [محمد که عمری با پاکی، امانت، صدق و درستی در میان شما زندگی کرده است] بیندیشید که هیچ گونه جنونی ندارد، او برای شما از عذاب سختی که پیش روست، جز بیم دهنده‌ای نیست.///بگو: شما را به یک چیز اندرز مى‌دهم: دودو و یک‌یک براى خدا قیام کنید. سپس بیندیشید، تا بدانید که در یار شما دیوانگیى نیست. اوست که شما را از آمدن عذابى شدید مى‌ترساند.///بگو: من فقط به شما یک اندرز مى‌دهم که: دو تا دو تا و یک یک براى خدا به پا خیزید، سپس بیندیشید که این دوست شما [محمد صلى الله علیه وآله‌] هیچ گونه جنونى ندارد. او صرفا شما را از عذاب سختى که در پیش است هشدار مى‌دهد///بگو: «من فقط به شما یک اندرز مى‌دهم که: دو دو و به تنهایى براى خدا به پا خیزید، سپس بیندیشید که رفیق شما هیچ گونه دیوانگى ندارد. او شما را از عذاب سختى که در پیش است جز هشداردهنده‌اى [بیش‌] نیست.///بگو: «شما را تنها به یک چیز اندرز مى‌دهم: دوتا دوتا یا به تنهایی براى خدا قیام کنید. سپس بیندیشید، که این همنشینتان [محمد که عمرى با پاکى، امانت، راستى و خردورزی در میان شما زندگى کرده است‌،] هیچ‌گونه جنونى ندارد. او براى شما فقط بیم‌دهنده‌اى است از عذاب سختى که پیش روست.»///بگو که من به یک سخن شما را پند می‌دهم و آن سخن این است که شما خالص برای خدا دو نفر دو نفر با هم یا هر یک تنها قیام کنید و (درباره من) عقل و فکرت کار بندید تا به خوبی دریابید که صاحب شما امت را جنون نیست، او جز این نیست که رسول خداست و از عذاب سخت روز قیامت که شما را در پیش است می‌ترساند.///بگو شما را فقط به کلمه‌ای یگانه پند می‌دهیم، و آن این است که دوگان دوگان، و یکان یکان به کار خداوند برخیزید و سپس اندیشه کنید، همسخن شما جنونی ندارد، او جز هشداردهنده‌ای برای شما در پیشاپیش عذابی شدید نیست‌///بگو: «شما را تنها به یک چیز اندرز می‌دهم، و آن اینکه: دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر برای خدا قیام کنید، سپس بیندیشید این دوست و همنشین شما [= محمد] هیچ گونه جنونی ندارد؛ او فقط بیم‌دهنده شما در برابر عذاب شدید (الهی) است!»///بگو همانا اندرز دهم شما را به یکی که بپای ایستید برای خدا دو دو و یک یک سپس بیندیشید که نیست بر یار شما دیوانگیی نیست او جز ترساننده برای شما پیش روی عذابی سخت‌///بگو: «من تنها شما را به یک چیز اندرز می‌دهم (که) دو دو و یک یک برای خدا به پاخیزید، سپس بیندیشید که (مصاحب و) همراه شما هیچگونه دیوانگی‌ای ندارد. او برای شما - برابر عذاب سختی که در پیش است - جز هشداردهنده‌ای بیش نیست. quran_en_fa Say: "No reward do I ask of you: it is (all) in your interest: my reward is only due from Allah: And He is witness to all things." بگو: هر گونه پاداشی که از شما خواستم، آن پاداش برای خودتان، پاداش من فقط بر عهده خداست، و او بر همه چیز گواه است.///بگو: هر گونه پاداشی که از شما خواستم، آن پاداش برای خودتان، پاداش من فقط بر عهده خداست، و او بر همه چیز گواه است.///بگو: هر مزدى که از شما طلبیده‌ام، از آن خودتان باد. مزد من تنها بر عهده خداست. اوست که بر هر کارى ناظر است.///بگو: هر مزدى که از شما خواستم به نفع خودتان است، مزد من جز بر خدا نیست و او بر هر چیزى گواه است///بگو: «هر مزدى که از شما خواستم آن از خودتان مزد من جز بر خدا نیست، و او بر هر چیزى گواه است.»///بگو: «هر مزد و پاداشی که از شما خواستم، پس آن به نفع شماست. مزد و پاداش من تنها بر عهده‌ی خداست. و او بر هر چیزى گواه است.»///باز بگو: آنچه من از شما مزد رسالت خواستم آن هم برای شما باشد (یعنی هرگز مزدی از شما نخواسته و نمی‌خواهم. و شاید معنی این باشد که مودت و حب ذوی القربی که از شما مزد رسالت خواستم آن هم برای ثواب و سعادت خود شماست) تنها پاداش (رسالت) من بر خداست و بس، و او بر هر چیز دانا و گواه است.///بگو هر مزدی که از شما طلبیده باشم متعلق به خودتان، مزد من جز با خداوند نیست، و او بر هر چیزی گواه است‌///بگو: «هر اجر و پاداشی از شما خواسته‌ام برای خود شماست؛ اجر من تنها بر خداوند است، و او بر همه چیز گواه است!»///بگو هر چه خواهم از شما از مزدی پس از آن شما است نیست مزدم جز بر خدا و او است بر همه چیز گواه‌///بگو: «هر مزدی که از شما خواستم پس همان به سود خودتان است. مزد من جز بر خدا نیست و او بر هر چیزی بسی گواه است.» quran_en_fa Say: "Verily my Lord doth cast the (mantle of) Truth (over His servants),- He that has full knowledge of (all) that is hidden." بگو: همانا پروردگارم که دانای غیب است، حق را [بر قلوب پیامبرانش] القا می‌کند.///بگو: همانا پروردگارم که دانای غیب است، حق را [بر قلوب پیامبرانش] القا می‌کند.///بگو: پروردگار من الهامبخش سخن حق است. داناى غیبهاست.///بگو: بى‌گمان، پروردگارم حق را [از راه وحى بر دل من‌] مى‌افکند و او داننده‌ى غیب‌هاست///بگو: «بى‌گمان، پروردگارم حقیقت را القا مى‌کند؛ [اوست‌] داناى نهانها.»///بگو: «پروردگارم که به نهان‌ها بسیار آگاه است، حق را [بر دل‌ها] مى‌افکند.»///باز بگو: خدای من حق را (به وحی بر من) القا می‌فرماید و او به اسرار عوالم غیب آگاه است.///بگو بی‌گمان پروردگار من حق را به میان می‌آورد و او دانای رازهای نهانی است‌///بگو: «پروردگار من حق را (بر دل پیامبران خود) می‌افکند، که او دانای غیبها (و اسرار نهان) است.»///بگو همانا پروردگار من بیفکند حق را او است دانای نهانها///بگو: «بی‌گمان، پروردگارم با تمامی حقیقت (بر باطل) فرو می‌افکند (و حق را فراتر می‌کند. او) بسی دانای پنهان‌هاست.» quran_en_fa Say: "The Truth has arrived, and Falsehood neither creates anything new, nor restores anything." بگو: حق آمد و باطل [که آن را به جای خدا می‌پرستید] نه می‌تواند چیزی را به وجود آورد، و نه می‌تواند [چیزی که از بین رفته] برگرداند.///بگو: حق آمد و باطل [که آن را به جای خدا می‌پرستید] نه می‌تواند چیزی را به وجود آورد، و نه می‌تواند [چیزی که از بین رفته] برگرداند.///بگو: حق فراز آمد و باطل باز نیاید و یاراى بازگشتنش نیست.///بگو: حق آمد و باطل از سر نمى‌گیرد و بر نمى‌گردد///بگو: «حق آمد و [دیگر] باطل از سر نمى‌گیرد و برنمى‌گردد.»///بگو: «حق آمد، و باطل نه مى‌تواند آغازگر چیزى باشد و نه تجدیدکننده‌ی آن.»///باز بگو: (کتاب و رسول و یا شمشیر) حق آمد و دیگر باطل در اول و آخر (در دنیا و آخرت) محو و نابود است.///بگو حق به میان آمد [معبود] باطل نه [آفرینش چیزی را] آغاز کند و نه بازگرداند///بگو: «حق آمد! و باطل (کاری از آن ساخته نیست و) نمی‌تواند آغازگر چیزی باشد و نه تجدیدکننده آن!»///بگو بیامد حق نه آغاز کند باطل و نه بازگرداند///بگو: «تمامی حق آمد و (دیگر) هیچ باطلی سر نمی‌گیرد و (خود را) برگشت (هم) نمی‌دهد.» quran_en_fa Say: "If I am astray, I only stray to the loss of my own soul: but if I receive guidance, it is because of the inspiration of my Lord to me: it is He Who hears all things, and is (ever) near." بگو: اگر من گمراه شده باشم، فقط به زیان خود گمراه شده‌ام، و اگر هدایت شده باشم به سبب آن است که پروردگارم به من وحی می‌کند؛ زیرا او شنوا و نزدیک است.///بگو: اگر من گمراه شده باشم، فقط به زیان خود گمراه شده‌ام، و اگر هدایت شده باشم به سبب آن است که پروردگارم به من وحی می‌کند؛ زیرا او شنوا و نزدیک است.///بگو: اگر من گمراه شوم زیانش بر من است، و اگر به راه هدایت روم بدان سبب است که پروردگار من به من وحى مى‌کند. او شنوا و نزدیک است.///بگو: اگر گمراه شوم، فقط به زیان خود گمراه شده‌ام، و اگر هدایت یابم به خاطر آن است که پروردگارم به من وحى مى‌کند، که او شنوا و نزدیک است///بگو: «اگر گمراه شوم، فقط به زیان خود گمراه شده‌ام، و اگر هدایت یابم [این از برکت‌] چیزى است که پروردگارم به سویم وحى مى‌کند، که اوست شنواى نزدیک.»///بگو: «اگر من گمراه شده باشم، به زیان خود گمراه شده‌ام. و اگر هدایت‌یافته باشم، پس به [برکت] چیزى است که پروردگارم به من وحى مى‌کند. که اوست شنواى نزدیک.»///باز بگو: اگر من (به عقیده شما) گمراه شده‌ام زیانش بر من است (نه بر شما)، و اگر هدایت یافته‌ام آن به وحی خدای من به من است (نه به هوش و تدبیر من) که خدا البته (دعای بندگان را) شنوا و (به قلوب خلق) نزدیک است.///بگو اگر گمراه باشم، فقط به زیان خویش گمراه بوده‌ام، و اگر رهیافته باشم، آن به برکت وحی است که پروردگار من به من فرستاده است، چرا که او شنوای نزدیک است‌///بگو: «اگر من گمراه شوم، از ناحیه خود گمراه می‌شوم؛ و اگر هدایت یابم، به وسیله آنچه پروردگارم به من وحی می‌کند هدایت می‌یابم؛ او شنوای نزدیک است!»///بگو اگر گمراه شوم همانا گمراه شوم بر خود و اگر هدایت یابم پس بدان چیز است که وحی فرستد به سویم پروردگارم همانا او است شنوای نزدیک‌///بگو: «اگر گمراه شوم، تنها به زیان خود گمراه می‌شوم و اگر راه یابم (این) از (برکت) چیزی است که پروردگارم سویم وحی می‌کند. همانا او بسی شنوای نزدیک است.» quran_en_fa If thou couldst but see when they will quake with terror; but then there will be no escape (for them), and they will be seized from a position (quite) near. و اگر ببینی [مشرکان] زمانی که [با ظهور قیامت] ترسان و وحشت زده می‌شوند [امر عجیبی می‌بینی] و [آن اینکه برای آنان] توانایی [گریز از عذاب] نیست، و از جایی نزدیک [که موقف قیامت است] بازداشت می‌شوند.///و اگر ببینی [مشرکان] زمانی که [با ظهور قیامت] ترسان و وحشت زده می‌شوند [امر عجیبی می‌بینی] و [آن اینکه برای آنان] توانایی [گریز از عذاب] نیست، و از جایی نزدیک [که موقف قیامت است] بازداشت می‌شوند.///اگر ببینى، آنگاه که سخت بترسند و رهاییشان نباشد و از مکانى نزدیک گرفتارشان سازند،///و اى کاش مى‌دیدى هنگامى را که [کافران از اوضاع معاد] وحشت زده‌اند، و گریزى نمانده است و از مکانى نزدیک دستگیر مى‌شوند///و اى کاش مى‌دیدى هنگامى را که [کافران‌] وحشت‌زده‌اند [آنجا که راه‌] گریزى نمانده است و از جایى نزدیک گرفتار آمده‌اند.///و اگر ببینى وقتى که [کافران از عذاب سخت] ترسان و وحشت‌زده مى‌شوند و راه گریزى در کار نیست، و از مکانى نزدیک [که انتظارش را ندارند،] دستگیر می‌شوند.///و اگر تو سختی حال مجرمان را مشاهده کنی هنگامی که ترسان و هراسانند، در آن حال هیچ (از عذاب و قهر الهی) فوت نشوند و از مکان نزدیکی دستگیر شوند.///و چون بنگری آنگاه که هراسان شوند گریزی در کار نیست، و از جایی نزدیک فرو گرفته شوند///اگر ببینی هنگامی که فریادشان بلند می‌شود اما نمی‌توانند (از عذاب الهی) بگریزند، و آنها را از جای نزدیکی (که حتی انتظارش را ندارند) می‌گیرند (از درماندگی آنها تعجب خواهی کرد)!///و کاش میدیدی گاهی را که هراسان شوند پس نیست گریزی (دررفتنی) و دستگیر شدند از جایگاهی نزدیک‌///و ای کاش می‌دیدی چون (کافران) وحشت‌زده‌اند پس هرگز گریزی نمانده است و از جایی نزدیک برگرفته شدند. quran_en_fa And they will say, "We do believe (now) in the (Truth)"; but how could they receive (Faith) from a position (so far off,- و [در آن موقعیت بسیار سخت] می‌گویند: به حق ایمان آوردیم. کجا و چگونه می‌توانند از فاصله بسیار دور [که فاصله قیامت تا دنیاست] به آن ایمان دسترسی پیدا کنند! [زیرا آخرت جای تکلیف نیست و دنیایی که جای تکلیف است برای همیشه از دستشان رفته است.]///و [در آن موقعیت بسیار سخت] می‌گویند: به حق ایمان آوردیم. کجا و چگونه می‌توانند از فاصله بسیار دور [که فاصله قیامت تا دنیاست] به آن ایمان دسترسی پیدا کنند! [زیرا آخرت جای تکلیف نیست و دنیایی که جای تکلیف است برای همیشه از دستشان رفته است.]///گویند: اینک به رسول ایمان آوردیم. اما از آن جاى دور چسان به آن دست یابند؟///و گویند: [اینک‌] به آن [قرآن‌] ایمان آوردیم، ولى چگونه از مکانى دور دستیابى [به ایمان‌] براى آنها میسر است///و مى‌گویند: «به او ایمان آوردیم.» و چگونه از جایى [چنین‌] دور، دست یافتن [به ایمان‌] براى آنان میسر است؟///[و در آن حال] می‌گویند: «به او ایمان آوردیم!» و کجا این دست‌یابى به ایمان از راه دور [قیامت تا دنیا] ممکن خواهد بود؟ [که آخرت جاى عمل نیست.]///و کافران (در آن حال که عذاب دوزخ را به چشم ببینند پشیمان شده و) گویند: ما به حق ایمان آوردیم. و با این همه دوری (از مقام ایمان) کجا بدان مقام در قیامت نائل توانند شد؟///و گویند [اکنون‌] به آن [قرآن/ قیامت/ پیامبر] ایمان آوردیم، و چگونه از جایی [چنین‌] دور، دسترس [به آن‌] برای آنان میسر باشد؟///و (در آن حال) می‌گویند: «به حق ایمان آوردیم!»، ولی چگونه می‌توانند از فاصله دور به آن دسترسی پیدا کنند!///و گفتند ایمان آوردیم بدان و کجا است ایشان را سودمندشان از جایگاهی دور///و گفتند: «به او ایمان آوردیم.» و چه زمانی از جایی (چنان) دور، دست یافتن (به ایمان) برایشان (میسر) است‌؟ quran_en_fa Seeing that they did reject Faith (entirely) before, and that they (continually) cast (slanders) on the unseen from a position far off? [اینان] پیش از این [که در دنیا می‌زیستند] به حق کافر شدند، و ناآگاهانه و دور از معرفت و علم [درباره حق به عنوان اینکه شعر، جادو، افسانه خرافی و دورغ ساختگی است] سخن پراکنی می‌کردند.///[اینان] پیش از این [که در دنیا می‌زیستند] به حق کافر شدند، و ناآگاهانه و دور از معرفت و علم [درباره حق به عنوان اینکه شعر، جادو، افسانه خرافی و دورغ ساختگی است] سخن پراکنی می‌کردند.///پیش از این به او کافر شده بودند و به گمان خویش به او تهمت مى‌زدند.///و حال آن که پیش از این منکر آن شدند، و از جایى دور به نادیدنى، تیر انکار مى‌افکندند///و حال آنکه پیش از این منکر او شدند، و از جایى دور، به نادیده [تیر تهمت‌] مى‌افکندند.///در حالى که پیش از این به آن [حق] کفر ورزیدند و از دور دست‌ها تیر در تاریکى مى‌انداختند.///در صورتی که آنها پیش از این به حق کافر بودند و از جایی دور (از مقام علم و یقین) نسبت ناروا (ی جنون و سحر و کذب به رسول حق) می‌دادند.///و پیشتر هم به آن انکار ورزیده بودند، و از دور دستها، تیری در تاریکی می‌اندازند///آنها پیش از این (که در نهایت آزادی بودند) به آن کافر شدند و دورا دور، و غائبانه (و بدون آگاهی). نسبت‌های ناروا می‌دادند.///حالی که کفر ورزیدند بدان از پیش و می‌افکنند به ناپیدا از جایگاهی دور///حال آنکه از پیش همواره منکر آن شدند و از جایی دور، به غیب (تیر تهمت به تاریکی) می‌افکنند. quran_en_fa And between them and their desires, is placed a barrier, as was done in the past with their partisans: for they were indeed in suspicious (disquieting) doubt. و [در نتیجه] میان آنان و همه خواسته هایشان [به وسیله مرگ] جدایی انداخته شد، همان گونه که پیش از این با هم کیشانشان رفتار شد؛ زیرا آنان همواره [نسبت به حق] در تردیدی سخت بودند.///و [در نتیجه] میان آنان و همه خواسته هایشان [به وسیله مرگ] جدایی انداخته شد، همان گونه که پیش از این با هم کیشانشان رفتار شد؛ زیرا آنان همواره [نسبت به حق] در تردیدی سخت بودند.///میان آنها و آن آرزو که دارند جدایى افتاد. همچنان که با دیگران که چنین مى‌اندیشیدند و سخت در تردید بودند، نیز چنین شد.///و میان آنها و آنچه از لذایذ مى‌خواستند جدایى افتاد، همان‌گونه که پیش‌تر با امثال ایشان چنین رفتار شد، زیرا آنها [در باره‌ى رستاخیز] سخت در تردید بودند///و میان آنان و میان آنچه [به آرزو] مى‌خواستند حایلى قرار مى‌گیرد؛ همان گونه که از دیرباز با امثال ایشان چنین رفت، زیرا آنها [نیز] در دودلى سختى بودند.///[سرانجام] میان آنان و آنچه مى‌خواستند، جدایى افتاد. همان‌گونه که از دیرباز با همانندان ایشان چنین شد؛ زیرا آنان همواره در شک و تردید سختى بودند.///و (امروز) میان آنها و آرزوهایشان (که به دنیا بر گردند یا توبه و ایمانشان را بپذیرند تا از عذاب رهایی یابند) به کلی دوری و مباینت افکندند چنان که به امثال آنها از امم گذشته که آنها هم در شک و ریب بودند نیز چنین کردند.///و بین آنان و آنچه خوش دارند، فاصله افتد، چنانکه پیشترها در حق همانندانشان هم چنین شده بود که آنان سخت در شک بودند///(سرانجام) میان آنها و خواسته‌هایشان جدایی افکنده شد، همان گونه که با پیروان (و هم‌مسلکان) آنها از قبل عمل شد، چرا که آنها در شک و تردید بودند!///و جدائی افکنده شد میان ایشان و میان آنچه هوس کردند بدانسان که شد به پیروانشان از پیش که ایشان بودند در شکی شک‌آورنده‌///و میان آنان و میان آنچه اشتها دارند فاصله‌ای قرار گرفت؛ همان گونه که از دیرباز با امثال ایشان چنان رفت. به‌راستی اینان در شکی (به گمانشان) مستند بوده‌اند. quran_en_fa Praise be to Allah, Who created (out of nothing) the heavens and the earth, Who made the angels, messengers with wings,- two, or three, or four (pairs): He adds to Creation as He pleases: for Allah has power over all things. همه ستایش‌ها ویژه خداست که آفریننده آسمان‌ها و زمین است [و] فرشتگان را که دارای بالهایی دوگانه و سه گانه و چهارگانه‌اند رسولانی [برای انجام دادن فرمان‌های تکوینی و تشریعی اش] قرار داده است. هرچه بخواهد در آفرینش می‌افزاید؛ یقینا خدا بر هر کاری تواناست.///همه ستایش‌ها ویژه خداست که آفریننده آسمان‌ها و زمین است [و] فرشتگان را که دارای بالهایی دوگانه و سه گانه و چهارگانه‌اند رسولانی [برای انجام دادن فرمان‌های تکوینی و تشریعی اش] قرار داده است. هرچه بخواهد در آفرینش می‌افزاید؛ یقینا خدا بر هر کاری تواناست.///ستایش از آن خداوند است، آفریننده آسمانها و زمین، آن که فرشتگان را رسولان گردانید. فرشتگانى که بالهایى دارند، دودو و سه‌سه و چهارچهار. در آفرینش هر چه بخواهد مى‌افزاید، زیرا خدا بر هر کارى تواناست.///سپاس خداى را که پدید آورنده‌ى آسمان‌ها و زمین است [و] فرشتگان را رسولانى کرد که داراى بال‌هاى دوگانه و سه‌گانه و چهارگانه‌اند. در آفرینش، هر چه بخواهد مى‌افزاید، چرا که خدا بر هر چیزى تواناست///سپاس خداى را که پدیدآورنده آسمان و زمین است [و] فرشتگان را که داراى بالهاى دوگانه و سه‌گانه و چهارگانه‌اند پیام‌آورنده قرار داده است. در آفرینش، هر چه بخواهد مى‌افزاید، زیرا خدا بر هر چیزى تواناست.///ستایش، مخصوص خداوندى است که آفریدگار آسمان‌ها و زمین است. فرشتگان را که داراى بال‌هاى دوگانه و سه‌گانه و چهارگانه هستند، رسولانى قرارداد. او هر چه را بخواهد، در آفرینش مى‌افزاید. خداوند بر هر کارى تواناست.///سپاس خدای راست که آفریننده آسمانها و زمین است و فرشتگان را رسولان (پیمبران خود) گردانید و دارای دو و سه و چهار بال و پر (قدرت) قرار داد، هر چه بخواهد در آفرینش می‌افزاید که خدا بر (بعث و ایجاد) هر چیز قادر است.///سپاس خداوند را، پدید آورنده آسمانها و زمین، که فرشتگان را پیام رسان گردانده است، [فرشتگانی‌] که دارای بالهای دوگانه و سه‌گانه و چهارگانه‌اند، در آفرینش هر چه خواهد می‌افزاید، بی‌گمان خداوند بر همه چیز تواناست‌///ستایش مخصوص خداوندی است آفریننده آسمانها و زمین، که فرشتگان را رسولانی قرار داد دارای بالهای دوگانه و سه‌گانه و چهارگانه، او هر چه بخواهد در آفرینش می‌افزاید، و او بر هر چیزی تواناست!///سپاس خدا را آفریننده آسمانها و زمین گرداننده فرشتگان فرستادگانی دارندگان بالهائی دوتا و سه‌تا و چهارتا بیفزاید در آفرینش آنچه خواهد همانا خدا است بر همه چیز توانا///کل ستایش‌ها خدای را سزاست (که) آفریدگار آسمان‌ها و زمین است با فطرت توحیدی. قرار دهنده‌ی فرشتگان رسولانی (که) دارای بال‌های دوگانه و سه‌گانه و چهارگانه‌اند. در آفرینش، هر چه بخواهد می‌افزاید. همانا خدا بر هر چیزی تواناست. quran_en_fa What Allah out of his Mercy doth bestow on mankind there is none can withhold: what He doth withhold, there is none can grant, apart from Him: and He is the Exalted in Power, full of Wisdom. چون خدا رحمتی را برای مردم بگشاید، بازدارنده‌ای برای آن نیست، و چون بازدارد، بعد از او فرستنده‌ای برایش وجود ندارد، و او توانای شکست ناپذیر و حکیماست.///چون خدا رحمتی را برای مردم بگشاید، بازدارنده‌ای برای آن نیست، و چون بازدارد، بعد از او فرستنده‌ای برایش وجود ندارد، و او توانای شکست ناپذیر و حکیماست.///رحمتى که خدا بر مردم بگشاید کس نتواند که بازش دارد. و چون چیزى را دریغ دارد کس نتواند جز او که روانش دارد. و اوست پیروزمند و حکیم.///هر رحمتى را که خدا براى مردم بگشاید، بازدارنده‌اى براى آن نیست، و آنچه را که بازدارد، پس از آن، کسى قادر به فرستادن آن نیست، و او شکست‌ناپذیر حکیم است///هر رحمتى را که خدا براى مردم گشاید، بازدارنده‌اى براى آن نیست، و آنچه را که باز دارد، پس از [باز گرفتن‌] گشاینده‌اى ندارد، و اوست همان شکست‌ناپذیر سنجیده‌کار.///هر رحمتى را که خداوند براى مردم بگشاید، بازدارنده‌اى براى آن نیست و هر چه را خداوند دریغ دارد، غیر او فرستنده‌اى براى آن نیست. و اوست عزیز و حکیم.///دری که خدا از رحمت به روی مردم بگشاید هیچ کس نتواند بست و آن در که او ببندد هیچ کس جز او نتواند گشود، و اوست خدای بی‌همتای با حکمت و اقتدار.///هر رحمتی که خداوند در حق مردم گشاده سازد، بازدارنده‌ای ندارد، و هر آنچه فروبندد، گشاینده‌ای جز او ندارد، و او پیروزمند فرزانه است‌///هر رحمتی را خدا به روی مردم بگشاید، کسی نمی‌تواند جلو آن را بگیرد؛ و هر چه را امساک کند، کسی غیر از او قادر به فرستادن آن نیست؛ و او عزیز و حکیم است!///آنچه بگشاید خدا برای مردم از رحمت نیستش بازدارنده و آنچه بازدارد نیستش رهاکننده‌ای پس از او و او است عزتمند حکیم‌///هر رحمتی را که خدا برای مردمان برگشاید، هیچ بازدارنده‌ای برای آن نیست و آنچه را که باز بدارد، پس از بازگرفتن (اش) هیچ گشاینده‌ای ندارد و اوست بسی با عزت و سنجیده‌کار. quran_en_fa O men! Call to mind the grace of Allah unto you! is there a creator, other than Allah, to give you sustenance from heaven or earth? There is no god but He: how then are ye deluded away from the Truth? ای مردم! نعمت خدا را بر خودتان یاد کنید. آیا جز خدا آفریننده‌ای هست که از آسمان و زمین شما را روزی دهد؟ هیچ معبودی جز او نیست، پس چگونه [از حق] منصرفتان می‌کنند؟///ای مردم! نعمت خدا را بر خودتان یاد کنید. آیا جز خدا آفریننده‌ای هست که از آسمان و زمین شما را روزی دهد؟ هیچ معبودی جز او نیست، پس چگونه [از حق] منصرفتان می‌کنند؟///اى مردم، نعمتى را که خدا بر شما ارزانى داشته است یاد کنید. آیا جز خدا آفریننده دیگرى هست که شما را از آسمان و زمین روزى دهد؟ خدایى جز او نیست، پس چگونه از حق منحرفتان مى‌کنند؟///اى مردم! نعمت خدا بر خودتان را یاد کنید. آیا غیر از خدا آفریدگارى هست که شما را از آسمان و زمین روزى دهد؟ خدایى جز او نیست، پس چگونه [از حق‌] برگردانده مى‌شوید///اى مردم، نعمت خدا را بر خود یاد کنید. آیا غیر از خدا آفریدگارى است که شما را از آسمان و زمین روزى دهد؟ خدایى جز او نیست. پس چگونه [از حق‌] انحراف مى‌یابید؟///اى مردم! نعمت‌هایى را که خداوند به شما عطا کرده، یاد کنید. آیا جز خداوند، آفریدگارى هست که از آسمان و زمین به شما روزى دهد؟ جز او معبودى نیست. پس چگونه از حق به سوى باطل بازگردانده مى‌شوید؟///ای مردم، متذکر شوید که چه نعمتها خدا به شما عطا فرمود، آیا جز خدا آفریننده‌ای هست که از آسمان و زمین به شما روزی دهد؟ هرگز جز آن خدای یکتا خدایی نیست، پس این مشرکان چگونه شما را (از درگاه حق رو به بتان باطل) می‌گردانند؟///ای مردم نعمت الهی را بر خودتان یاد آورید، آیا آفریدگاری غیر از خداوند هست که شما را از آسمان و زمین روزی دهد؟ خدایی جز او نیست، پس چگونه بیراهه می‌روید؟///ای مردم! به یاد آورید نعمت خدا را بر شما؛ آیا آفریننده‌ای جز خدا هست که شما را از آسمان و زمین روزی دهد؟! هیچ معبودی جز او نیست؛ با این حال چگونه به سوی باطل منحرف می‌شوید؟!///ای مردم یاد آرید نعمت خدا را بر شما آیا هست آفریننده‌ای جز خدا که روزی دهد شما را از آسمان و زمین نیست خدائی جز او پس کجا به دروغ رانده می‌شوید///هان ای مردمان! نعمت خدا را بر خود یاد کنید، آیا غیر از خدا آفریدگاری هست (که) شما را از آسمان و زمین روزی دهد؟ هرگز خدایی جز او نیست. پس چه زمان و چگونه (از حق) به گزاف رانده می‌شوید؟! quran_en_fa And if they reject thee, so were messengers rejected before thee: to Allah back for decision all affairs. اگر تو را تکذیب می‌کنند [اندوهگین مباش] یقینا پیش از تو هم پیامبرانی تکذیب شده‌اند. و همه امور به خدا بازگردانده می‌شود.///اگر تو را تکذیب می‌کنند [اندوهگین مباش] یقینا پیش از تو هم پیامبرانی تکذیب شده‌اند. و همه امور به خدا بازگردانده می‌شود.///اگر تو را تکذیب کرده‌اند، پیامبرانى را هم که پیش از تو بوده‌اند تکذیب کرده‌اند و همه کارها به خدا بازگردانده شود.///و اگر تو را تکذیب کنند، قطعا پیش از تو [هم‌] فرستادگانى تکذیب شدند، و [همه‌] کارها به سوى خدا بازگردانده مى‌شود///و اگر تو را تکذیب کنند، قطعا پیش از تو [هم‌] فرستادگانى تکذیب شدند. و [همه‌] کارها به سوى خدا بازگردانیده مى‌شود.///و اگر تو را تکذیب مى‌کنند، [نگران مباش! زیرا] پیامبران پیش از تو [نیز] تکذیب شده‌اند و همه‌ى کارها به سوى خداوند بازمى‌گردد.///(ای رسول ما غمین مباش) اگر تو را این امت (نادان) تکذیب کنند پیمبران پیش از تو را نیز (امتهاشان) تکذیب کردند و بازگشت امور خلق به سوی خداست.///و اگر تو را دروغ‌زن شمردند بدان که پیامبران پیش از تو هم با تکذیب روبه‌رو شدند، و کارها به سوی خداوند بازگردانده می‌شود///اگر تو را تکذیب کنند (غم مخور، موضوع تازه‌ای نیست) پیامبران پیش از تو نیز تکذیب شدند؛ و همه کارها بسوی خدا بازمی‌گردد.///و اگر تکذیبت کنند همانا تکذیب شدند فرستادگانی پیش از تو و بسوی خدا بازگردانیده شوند کارها///و اگر تو را تکذیب می‌کنند، پیش از تو (هم) همواره فرستادگانی تکذیب شده‌اند. و تمامی امور تنها سوی خدا بازگردانیده می‌شود. quran_en_fa O men! Certainly the promise of Allah is true. Let not then this present life deceive you, nor let the Chief Deceiver deceive you about Allah. ای مردم! بی تردید وعده خدا [درباره قیامت] حق است، پس این زندگی دنیا [ی زودگذر،] شما را نفریبد و شیطان فریبنده، شما را [به کرم] خدا مغرور نکند.///ای مردم! بی تردید وعده خدا [درباره قیامت] حق است، پس این زندگی دنیا [ی زودگذر،] شما را نفریبد و شیطان فریبنده، شما را [به کرم] خدا مغرور نکند.///اى مردم، وعده خدا حق است. زندگى دنیا شما را نفریبد، و آن شیطان فریبنده به خدا مغرورتان نگرداند.///اى مردم! همانا وعده‌ى خدا حق است، پس مبادا زندگى دنیا شما را فریب دهد، و زنهار تا [شیطان‌] فریبکار، شما را به [کرم‌] خدا نفریبد///اى مردم، همانا وعده خدا حق است. زنهار تا این زندگى دنیا شما را فریب ندهد، و زنهار تا [شیطان‌] فریبنده شما را در باره خدا نفریبد.///اى مردم! وعده‌ى خداوند [درباره‌ی قیامت‌] حق است، پس زندگى [زودگذر] دنیا شما را نفریبد و مبادا [شیطان] فریبکار شما را به [لطف] خدا مغرور سازد.///ای مردم، البته وعده (قیامت در کتاب) خدا حق است پس مبادا که زندگانی دنیا (ی فانی) شما را مغرور سازد و مبادا شیطان فریبنده (از قهر و انتقام حق) به (عفو) خدا مغرورتان گرداند.///ای مردم بی‌گمان وعده الهی حق است، پس زندگانی دنیا شما را مفریبد، و [شیطان‌] فریبکار شما را نسبت به خداوند فریفته نگرداند///ای مردم! وعده خداوند حق است؛ مبادا زندگی دنیا شما را بفریبد، و مبادا شیطان شما را فریب دهد و به (کرم) خدا مغرور سازد!///ای مردم همانا وعده خدا است حق پس نفریبد شما را زندگانی دنیا و فریب ندهد شما را به خدا فریب‌دهنده‌///هان ای مردمان! بی‌گمان وعده‌ی خدا حق است. پس زنهار تا (این) زندگی دنیا شما را فریب ندهد و زنهار (تا شیطان) بس فریبنده، شما را درباره‌ی خدا نفریبد. quran_en_fa Verily Satan is an enemy to you: so treat him as an enemy. He only invites his adherents, that they may become Companions of the Blazing Fire. بی تردید شیطان، دشمن شماست، پس او را دشمن خود بگیرید. [او] گروهش را فقط [به این سبب به فسق و فجور] دعوت می‌کند که اهل آتش سوزان گردند.///بی تردید شیطان، دشمن شماست، پس او را دشمن خود بگیرید. [او] گروهش را فقط [به این سبب به فسق و فجور] دعوت می‌کند که اهل آتش سوزان گردند.///شیطان دشمن شماست. او را دشمن گیرید. او فرمانبران خویش را فرا مى‌خواند تا همه از دوزخیان باشند.///در حقیقت، شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بگیرید. جز این نیست که او گروه خود را مى‌خواند تا از دوزخیان شوند///در حقیقت، شیطان دشمن شماست، شما [نیز] او را دشمن گیرید. [او] فقط دار و دسته خود را مى‌خواند تا آنها از یاران آتش باشند.///بى‌گمان، شیطان دشمن شماست، پس شما نیز او را دشمن بگیرید. جز این نیست که او گروه خویش را فرامى‌خواند تا [سرانجام] از دوزخیان باشند.///شیطان سخت شما را دشمن است شما هم او را دشمن دارید، او حزب و سپاهش را فرا می‌خواند تا همه (مانند او) اهل دوزخ باشند.///بی‌گمان شیطان دشمن شماست، شما هم او را دشمن گیرید، جز این نیست که او حزبش را دعوت می‌کند که سرانجام از دوزخیان باشند///البته شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانید؛ او فقط حزبش را به این دعوت می‌کند که اهل آتش سوزان (جهنم) باشند!///همانا شیطان شما را است دشمنی پس برگیریدش دشمن جز این نیست که می‌خواند دسته خویش را تا شوند از یاران آتش سوزان‌///شیطان بی‌چون برای شما دشمنی (بزرگ) است. پس شما (نیز) او را به دشمنی برگیرید. (او) فقط دار و دسته‌ی خود را می‌خواند تا آنان از یاران آتش سوزان زبانه‌دار باشند. quran_en_fa For those who reject Allah, is a terrible Penalty: but for those who believe and work righteous deeds, is Forgiveness, and a magnificent Reward. کسانی که کفر ورزیدند، عذاب سختی برای آنان خواهد بود، و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ است.///کسانی که کفر ورزیدند، عذاب سختی برای آنان خواهد بود، و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ است.///و کافران را عذابى است سخت؛ و براى کسانى که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند آمرزش و اجر بزرگى است.///کسانى که کافر شدند، عذابى سخت خواهند داشت، و کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند، براى آنها آمرزش و پاداشى بزرگ است///کسانى که کفر ورزیده‌اند، عذابى سخت خواهند داشت. و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، براى آنان آمرزش و پاداشى بزرگ است.///کسانى که کفر ورزیدند، برایشان عذابى سخت است و کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کرده‌اند، آمرزش و پاداشى بزرگ خواهند داشت.///آنان که به خدا کافر شدند کیفر آنها عذاب سخت دوزخ است و آنان که ایمان آوردند و نیکوکار گردیدند پاداش آنها مغفرت (خدا) و اجر بزرگ (بهشت ابد) خواهد بود.///کسانی که کفرورزیده‌اند عذابی شدید [در پیش‌] دارند، و کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، از آمرزش و پاداشی عظیم برخوردارند///کسانی که راه کفر پیش گرفتند، برای آنان عذابی سخت است؛ و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، آمرزش و پاداش بزرگ از آن آنهاست!///آنان که کفر ورزیدند برای ایشان است شکنجه‌ای سخت و آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند ایشان را است آمرزشی و مزدی بزرگ‌///برای کسانی که کافر شدند، عذابی سخت است. و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، برای آنان پوشش و پاداشی بزرگ است. quran_en_fa Is he, then, to whom the evil of his conduct is made alluring, so that he looks upon it as good, (equal to one who is rightly guided)? For Allah leaves to stray whom He wills, and guides whom He wills. So let not thy soul go out in (vainly) sighing after them: for Allah knows well all that they do! پس آیا کسی که کردار زشتش برای او زینت داده شده و [به این سبب] آن را خوب دیده [مانند کسی است که در پرتو ایمان، خوبو بد را تشخیص داده است؟] همانا خدا هر که را بخواهد [به کیفر تکبرش در برابر حق] گمراه می‌کند و هر که را بخواهد هدایت می‌نماید. پس مبادا جانت به سبب حسرت هایی که بر آنان می‌خوری از بین برود؛ بی تردید خدا به آنچه انجام می‌دهند داناست.///پس آیا کسی که کردار زشتش برای او زینت داده شده و [به این سبب] آن را خوب دیده [مانند کسی است که در پرتو ایمان، خوبو بد را تشخیص داده است؟] همانا خدا هر که را بخواهد [به کیفر تکبرش در برابر حق] گمراه می‌کند و هر که را بخواهد هدایت می‌نماید. پس مبادا جانت به سبب حسرت هایی که بر آنان می‌خوری از بین برود؛ بی تردید خدا به آنچه انجام می‌دهند داناست.///آیا آن که کردار بدش در نظرش آراسته شده، چنانکه نیکویش پنداشت، همانند کسى است که چنین نیست؟ پس خدا هر که را خواهد گمراه مى‌کند و هر که را خواهد هدایت مى‌کند. نباید که جان تو به خاطر آنها دچار اندوه شود. زیرا خدا به کارهایى که مى‌کنند آگاه است.///آیا آن کس که زشتى کردارش براى او آراسته شده و آن را زیبا مى‌بیند [مانند مؤمن نیکوکار است‌]؟ پس خداست که هر که را بخواهد بى‌راه مى‌گذارد و هر که را بخواهد هدایت مى‌کند. پس مبادا جان تو بر سر اندوه بر آنها [از کف‌] برود. قطعا خدا به آنچه مى‌کنند داناست///آیا آن کس که زشتى کردارش براى او آراسته شده و آن را زیبا مى‌بیند [مانند مؤمن نیکوکار است‌]؟ خداست که هر که را بخواهد بى‌راه مى‌گذارد و هر که را بخواهد هدایت مى‌کند. پس مبادا به سبب حسرتها [ى گوناگون‌] بر آنان، جانت [از کف] برود؛ قطعا خدا به آنچه مى‌کنند داناست.///پس آیا کسى که عمل بدش براى او آراسته شده و آن را نیکو مى‌بیند، [مانند کسى است که هدایت یافته است؟] پس بی‌شک خداوند هر که را بخواهد، [و سزاوار بداند،] گمراه مى‌کند و هر که را بخواهد، [و شایسته بداند،] هدایت مى‌نماید. پس [ای پیامبر!] مگذار به خاطر حسرت بر آنان جانت [از دست] برود؛ زیرا خداوند به آنچه مى‌کنند، آگاهى کامل دارد.///آیا آن کس که کردار زشتش به چشم زیبا جلوه داده شده و (از خود پسندی) آن را نیکو بیند (مانند مرد حقیقت بین و نیکو کردار است)؟ پس خدا هر که را خواهد به گمراهی واگذارد و هر که را خواهد هدایت فرماید. پس مباد نفس شریفت بر این مردم به غم و حسرت افتد، که خدا به هر چه اینان کنند کاملا آگاه است.///آیا کسی که بدی عملش در نظرش آراسته جلوه داده شده است، و لذا آن را نیک می‌بیند [مانند کسی است که خداوند هدایتش کرده باشد] بی‌گمان خداوند هر کس را که خواهد بیراه دارد، و هر کس را که خواهد هدایت کند مبادا جان تو از حسرت خوردن بر ایشان بفرساید، بی‌گمان خداوند به آنچه می‌کنند آگاه است‌///آیا کسی که عمل بدش برای او آراسته شده و آن را خوب و زیبا می‌بیند (همانند کسی است که واقع را آنچنان که هست می‌یابد)؟! خداوند هر کس را بخواهد گمراه می‌سازد و هر کس را بخواهد هدایت می‌کند؛ پس جانت به خاطر شدت تأسف بر آنان از دست نرود؛ خداوند به آنچه انجام می‌دهند داناست!///آیا کسی که آراسته شود برایش بدی کارش پس آن را نکو بیند همانا خدا گمراه سازد هر که را خواهد و هدایت کند هر که را خواهد پس نرود جانت اندوه‌هائی (دریغهایی) بر ایشان همانا خدا دانا است بدانچه می‌سازند///پس آیا کسی که زشتی کردارش برایش آراسته شده، سپس آن را زیبا دیده (مانند مؤمن نیکوکار است)؟ پس خدا همواره هر که را بخواهد گمراه می‌کند و هر که را بخواهد به راه می‌آورد. پس مبادا به حال حسرت‌هایی (گوناگون) بر آنان، جانت (از میان) برود. خدا همواره به آنچه می‌سازند بسی داناست. quran_en_fa It is Allah Who sends forth the Winds, so that they raise up the Clouds, and We drive them to a land that is dead, and revive the earth therewith after its death: even so (will be) the Resurrection! خداست که بادها را فرستاد تا ابری را برانگیزند، پس ما آن را به سوی سرزمین مرده راندیم و زمین را پس از مردگی اش به وسیله آن زنده کردیم؛ زنده شدن مردگان هم این گونه است.///خداست که بادها را فرستاد تا ابری را برانگیزند، پس ما آن را به سوی سرزمین مرده راندیم و زمین را پس از مردگی اش به وسیله آن زنده کردیم؛ زنده شدن مردگان هم این گونه است.///خداست که بادها را فرستاد تا ابرها را برانگیزند. و ما آنها را به سرزمینهاى مرده مى‌رانیم و زمین مرده را به آن زنده مى‌کنیم. زنده‌گشتن در روز قیامت نیز چنین است.///و خدا کسى است که بادها را روانه کرد، که [همواره‌] ابرى را بر مى‌انگیزند، و [ما] آن را به سوى سرزمین مرده راندیم، و آن زمین را پس از مرگش به آن زنده کردیم. برخاستن [از قبرها] نیز چنین است///و خدا همان کسى است که بادها را روانه مى‌کند؛ پس [بادها] ابرى را برمى‌انگیزند، و [ما] آن را به سوى سرزمینى مرده راندیم، و آن زمین را بدان [وسیله‌]، پس از مرگش زندگى بخشیدیم؛ رستاخیز [نیز] چنین است.///و خداوند است که بادها را فرستاد تا ابر را برانگیزاند، پس آن را به سوى سرزمینى مرده راندیم و به وسیله‌ى آن زمین را بعد از مردنش زنده کردیم. رستاخیز نیز چنین است.///و خداست آن که بادها را بفرستد که ابرها را بر می‌انگیزد و آن ابر را ما به شهر و دیار مرده برانیم و به بارانش زمین را پس از مرگ (خزان) زنده گردانیم. حشر و نشر مردگان هم (به قیامت) همین گونه است.///و خداوند کسی است که بادها را می‌فرستد که ابری را بر می‌انگیزد، آنگاه آن را به سوی سرزمینی پژمرده می‌رانیم، و بدان زمین را بعد از پژمردنش زنده می‌داریم، رستاخیز هم همین‌گونه است‌///خداوند کسی است که بادها را فرستاد تا ابرهایی را به حرکت درآورند؛ سپس ما این ابرها را به سوی زمین مرده‌ای راندیم و به وسیله آن، زمین را پس از مردنش زنده می‌کنیم؛ رستاخیز نیز همین گونه است!///و خدا است آنکه فرستاد بادها را پس برانگیزند ابری پس راندیمش بسوی شهری مرده پس زنده سازیم بدان زمین را پس از مرگش چنین است برانگیختن (یا گردآوردن)///و خدا کسی است که بادها را روانه کرد؛ پس (‌آن‌ها) ابری را پراکنده می‌نمایند. و (ما) آن را سوی سرزمینی مرده راندیم. سپس آن زمین را بدان (وسیله) پس از مرگش زنده کردیم. رستاخیز (تان نیز) این چنین است. quran_en_fa If any do seek for glory and power,- to Allah belong all glory and power. To Him mount up (all) Words of Purity: It is He Who exalts each Deed of Righteousness. Those that lay Plots of Evil,- for them is a Penalty terrible; and the plotting of such will be void (of result). کسی که عزت می‌خواهد، پس [باید آن را از خدا بخواهد، زیرا] همه عزت ویژه خداست. حقایق پاک [چون عقاید و اندیشه‌های صحیح] به سوی او بالا می‌رود و عمل شایسته آن را بالا می‌برد. و کسانی که حیله‌های زشت به کار می‌گیرند، برای آنان عذابی سخت خواهد بود، و بی تردید حیله آنان نابود می‌شود.///کسی که عزت می‌خواهد، پس [باید آن را از خدا بخواهد، زیرا] همه عزت ویژه خداست. حقایق پاک [چون عقاید و اندیشه‌های صحیح] به سوی او بالا می‌رود و عمل شایسته آن را بالا می‌برد. و کسانی که حیله‌های زشت به کار می‌گیرند، برای آنان عذابی سخت خواهد بود، و بی تردید حیله آنان نابود می‌شود.///هر که خواهان عزت است بداند که عزت، همگى از آن خداست. سخن خوش و پاک به سوى او بالا مى‌رود و کردار نیک است که آن را بالا مى‌برد. و براى آنان که از روى مکر به تبهکارى مى‌پردازند عذابى است سخت و مکرشان نیز از میان برود.///هر کس عزت مى‌خواهد، عزت یکسره از آن خداست. سخنان پاکیزه به سوى او بالا مى‌رود و عمل صالح، آن را بالا مى‌برد. و کسانى که زشتى‌ها را طرح‌ریزى مى‌کنند عذابى سخت خواهند داشت، و نیرنگ آنها حتما تباه مى‌شود///هر کس سربلندى مى‌خواهد، سربلندى یکسره از آن خداست. سخنان پاکیزه به سوى او بالا مى‌رود، و کار شایسته به آن رفعت مى‌بخشد. و کسانى که با حیله و مکر کارهاى بد مى‌کنند، عذابى سخت خواهند داشت، و نیرنگشان خود تباه مى‌گردد.///هر کس خواهان عزت است، پس عزت، همه از آن خداست. تنها سخن [و عقیده‌ى] پاک به سوى او بالا مى‌رود و کار شایسته آن را بالا مى‌برد و کسانى که براى انجام بدى‌ها نقشه مى‌کشند، برایشان عذاب سختى است و نیرنگ آنان است که تباه مى‌شود.///هر که طالب عزت است (بداند که همانا در ملک وجود) تمام عزت خاص خدا (و خداپرستان) است. کلمه نیکو (ی توحید و روح پاک آسمانی) به سوی خدا بالا رود و عمل نیک خالص آن را بالا برد. و بر آنان که به مکر و تزویر اعمال بد کنند عذاب سخت خواهد بود و فکر و مکرشان به کلی نابود خواهد شد.///هر کس عزت می‌خواهد [بداند که‌] هر چه عزت است، نزد خداوند است، سخنان پاکیزه به سوی او بالا می‌رود، و کار نیک آن را بالا می‌برد، و کسانی که بدسگالی می‌کنند، عذابی شدید [در پیش‌] دارند، و مکر اینان بر باد است‌///کسی که خواهان عزت است (باید از خدا بخواهد چرا که) تمام عزت برای خداست؛ سخنان پاکیزه به سوی او صعود می‌کند، و عمل صالح را بالا می‌برد؛ و آنها که نقشه‌های بد می‌کشند، عذاب سختی برای آنهاست و مکر (و تلاش افسادگرانه) آنان نابود می‌شود (و به جایی نمی‌رسد)!///آنکو عزت جوید پس برای خدا است عزت همگی بسویش بالا رود سخنان پاک و کردار نیک را او بالا برد و آنان که نیرنگهای زشت آرند ایشان را است عذابی سخت و نیرنگ آنان است تباه و نابود///هر کس عزت می‌خواسته است پس عزت یکسره از آن خداست. سخنان پاکیزه تنها سوی او بالا می‌رود و کار شایسته را (خدا) رفعت می‌بخشد. و کسانی که بدی‌ها را مکرآمیز انجام می‌دهند، برایشان عذابی سخت است و نیرنگشان همچنان تباه می‌گردد. quran_en_fa And Allah did create you from dust; then from a sperm-drop; then He made you in pairs. And no female conceives, or lays down (her load), but with His knowledge. Nor is a man long-lived granted length of days, nor is a part cut off from his life, but is in a Decree (ordained). All this is easy to Allah. و خدا شما را از خاک [مرده]، سپس از نطفه آفرید، آن گاه شما را زوج هایی [نر و ماده] قرار داد. هیچ ماده‌ای باردار نمی‌شود و بارش را نمی‌نهد مگر به علم او، و هیچ کس عمر طولانی نمی‌کند واز عمرش کاسته نمی‌شود مگر اینکه در کتابی [چون لوح محفوظ] ثبت است. بی تردید این [کارها] بر خدا آسان است.///و خدا شما را از خاک [مرده]، سپس از نطفه آفرید، آن گاه شما را زوج هایی [نر و ماده] قرار داد. هیچ ماده‌ای باردار نمی‌شود و بارش را نمی‌نهد مگر به علم او، و هیچ کس عمر طولانی نمی‌کند واز عمرش کاسته نمی‌شود مگر اینکه در کتابی [چون لوح محفوظ] ثبت است. بی تردید این [کارها] بر خدا آسان است.///خدا شما را از خاک و سپس از نطفه بیافرید. آنگاه جفتهاى یکدیگرتان قرار داد. هیچ زنى آبستن نمى‌شود و نمى‌زاید مگر به علم او. و عمر هیچ سالخورده‌اى به درازا نکشد و از عمر کسى کاسته نگردد، جز آنکه همه در کتابى نوشته شده است. و این کارها بر خدا آسان است.///و خداوند شما را از خاکى آفرید، سپس از نطفه‌اى، آن‌گاه شما را زوج‌ها گردانید و هیچ زنى باردار نمى‌شود و بار نمى‌نهد مگر با علم او، و هیچ کهنسالى عمر طولانى نمى‌کند و یا از عمرش کاسته نمى‌شود، مگر آن که در کتابى [مسطور] است. بى‌شک، این [کار] بر خدا آسا///و خدا [ست که‌] شما را از خاکى آفرید، سپس از نطفه‌اى، آنگاه شما را جفت جفت گردانید، و هیچ مادینه‌اى بار نمى‌گیرد و بار نمى‌نهد مگر به علم او. و هیچ سالخورده‌اى عمر دراز نمى‌یابد و از عمرش کاسته نمى‌شود، مگر آنکه در کتابى [مندرج] است. در حقیقت، این [کار] بر خدا آسان است!///خداوند، شما را از خاک و سپس از نطفه آفرید؛ آن‌گاه شما را زوج‌هایی قرار داد و هیچ ماده‌اى جز با علم او باردار نمی‌شود و نمی‌زاید و هیچ کس عمر طولانى نمى‌کند، یا از عمرش کاسته نمى‌شود، مگر آن که در کتاب [علم خدا ثبت گردیده] است. قطعا این امر بر خداوند آسان است.///و خدا شما (نوع بشر) را (نخست مردی) از خاک بیافرید و سپس از نطفه (آن مرد دیگری را) خلق کرد و بعد از آن شما را جفت (مرد و زن) قرار داد، و هیچ زنی بار نگیرد و نزاید جز به علم و اراده او، و کسی عمر طولانی نکند یا از عمرش کاسته نشود جز آنکه همه در کتاب (علم ازلی حق) ثبت است و این (ضبط اعمار و آجال خلق) بر خدا بسیار آسان است.///و خداوند شما را از خاک، سپس از نطفه آفریده است، سپس شما را زوج [نر و ماده‌] گردانده است، و هیچ زنی باردار نمی‌شود و وضع حمل نمی‌کند مگر با علم او، و هیچ کهنسالی عمر داده یا از عمر او کاسته نمی‌شود، مگر آنکه در کتابی [مسطور] است، این امر بر خداوند آسان است‌///خداوند شما را از خاکی آفرید، سپس از نطفه‌ای؛ سپس شما را بصورت زوجهایی قرار داد؛ هیچ جنس ماده‌ای باردار نمی‌شود و وضع حمل نمی‌کند مگر به علم او، و هیچ کس عمر طولانی نمی‌کند، یا از عمرش کاسته نمی‌شود مگر اینکه در کتاب (علم خداوند) ثبت است؛ اینها همه برای خداوند آسان است.///و خدا بیافرید شما را از خاکی پس از چکه آبی سپس گردانید شما را جفتهائی و بارور نگردد ماده‌ای و نه بنهد بارش را جز با علم او و سالمند نشود سالمندی و نه کاسته شود از سالش مگر در کتابی است همانا آن است بر خدا آسان‌///و خدا شما را از خاکی آفرید، سپس از نطفه‌ای. سپس شما را جفت جفت گردانید و هیچ مادینه‌ای باری بر نمی‌گیرد و باری نمی‌نهد مگر به علم او، و هیچ سالخورده‌ای عمری دراز نمی‌یابد و از عمرش کاسته نمی‌شود، مگر آنکه در کتاب (علم خدا) است. همواره، این (کار سخت) بر خدا آسان است! quran_en_fa Nor are the two bodies of flowing water alike,- the one palatable, sweet, and pleasant to drink, and the other, salt and bitter. Yet from each (kind of water) do ye eat flesh fresh and tender, and ye extract ornaments to wear; and thou seest the ships therein that plough the waves, that ye may seek (thus) of the Bounty of Allah that ye may be grateful. دو دریا مساوی نیستند، این یکی شیرین و از بین برنده تشنگی و نوشیدنش گوارا و آن یکی شور و تلخ است؛ و از هر یک گوشتی تازه می‌خورید و زینتی که آن را می‌پوشید، استخراج می‌کنید. و کشتی‌ها را در آن می‌بینی که آب را می‌شکافند و می‌روند تا شما [با رسیدن به مقاصد و هدف هایتان] از فضل او بجویید و باشد که سپاس گزاری کنید.///دو دریا مساوی نیستند، این یکی شیرین و از بین برنده تشنگی و نوشیدنش گوارا و آن یکی شور و تلخ است؛ و از هر یک گوشتی تازه می‌خورید و زینتی که آن را می‌پوشید، استخراج می‌کنید. و کشتی‌ها را در آن می‌بینی که آب را می‌شکافند و می‌روند تا شما [با رسیدن به مقاصد و هدف هایتان] از فضل او بجویید و باشد که سپاس گزاری کنید.///این دو دریا یکسان نیستند: یکى آبش شیرین و گواراست و یکى شور و تلخ. از هر دو گوشت تازه مى‌خورید، و از آنها چیزهایى براى آرایش تن خویش بیرون مى‌کشید. و مى‌بینى کشتیها را که آب را مى‌شکافند تا شما از فضل خدا روزى طلبید و باشد که سپاسگزار باشید.///و دو دریا یکسان نیستند: این یک، شیرین و گوارا و نوشیدنش خوشگوار و آن یک شور و تلخ است و شما از هر دو گوشت تازه مى‌خورید و وسایل زینتى پوشیدنى استخراج مى‌کنید، و کشتى‌ها را در آن مى‌بینى که [موج‌ها را] مى‌شکافند [و پیش مى‌روند] تا از فضل او روزى جویی///و دو دریا یکسان نیستند: این یک، شیرین تشنگى‌زدا [و] نوشیدنش گواراست؛ و آن یک، شور تلخ‌مزه است؛ و از هر یک گوشتى تازه مى‌خورید و زیورى که آن را بر خود مى‌پوشید بیرون مى‌آورید؛ و کشتى را در آن، موج‌شکاف مى‌بینى تا از فضل او [روزى خود را] جستجو کنید، و امید که سپاس بگزارید.///دو دریا یکسان نیستند: این یکى شیرین و گواراست، و آن یکى، شور و تلخ؛ ولى شما از هر دو گوشت تازه مى‌خورید، و زیور [و مروارید] بیرون مى‌آورید و مى‌پوشید. کشتى‌ها را در آن مى‌بینى که امواج را مى‌شکافند تا از فضل او [روزى] طلبید و شاید شکرگزار باشید.///و هرگز آن دو دریا که آب این یک شیرین و گوارا و آن دگر شور و تلخ است یکسان نیستند، با وجود این شما از هر دو، گوشت تازه تناول می‌کنید و زیورها (چون لؤلؤ و مرجان) از آن استخراج کرده که در پوشیده و زیب و زیور تن می‌سازید، و در آن کشتیها روان بینی تا از فضل خدا (کسب و تجارت کرده و روزی) طلبید و باشد که شکر گزار (نعمتش) گردید.///و آن دو دریا برابر نیستند، این یک شیرین خوشگوار که نوشیدنش گواراست، و این یک شور و تلخ، و از هر کدام گوشت‌تر و تازه می‌خورید، و [از آنها] زیوری بیرون می‌آورید و آن را «می‌پوشید» کشتیی [ها] را در آن، دریا شکاف می‌بینی تا در طلب روزی مقرر از جانب او برآیید، و باشد که سپاس بگزارید///دو دریا یکسان نیستند: این یکی دریایی است که آبش گوارا و شیرین و نوشیدنش خوشگوار است، و آن یکی شور و تلخ و گلوگیر؛ (اما) از هر دو گوشتی تازه می‌خورید و وسایل زینتی استخراج کرده می‌پوشید؛ و کشتیها را در آن می‌بینی که آنها را می‌شکافند (و به سوی مقصد پیش می‌روند) تا از فضل خداوند بهره‌گیرید، و شاید شکر (نعمتهای او را) بجا آورید!///و یکسان نیستند دو دریا این خوشکام شیرین که گوارا است نوشابه آن و آن نمکی شور (یا تلخ) و از هر یک خورید ماهیی تازه و برون آرید زیوری که پوشیدش و بینی کشتیها را در آن رونده تا بجوئید از فضلش و شاید سپاسگزارید///و آن دو دریا (با هم) یکسان نیستند: این یک، گوارای تشنگی‌زدا (و) نوشیدنش (نیز) گواراست‌؛ و آن یک، شور تلخ (و تشنگی‌زا). و از هر یک گوشتی تازه می‌خورید و زیوری که آن را می‌پوشید بیرون می‌آورید؛ و کشتی‌ها را در آن، موج‌شکنان می‌بینی تا از فضل او (روزی خود را) جستجو کنید. و شاید شما سپاس بگزارید. quran_en_fa He merges Night into Day, and he merges Day into Night, and he has subjected the sun and the moon (to his Law): each one runs its course for a term appointed. Such is Allah your Lord: to Him belongs all Dominion. And those whom ye invoke besides Him have not the least power. شب را در روز فرو می‌برد و روز را در شب فرو می‌برد، و خورشید و ماه را مسخر و رام کرده است که هر کدام تا سرآمدی معین روانند. این است خدا پروردگار شما، فرمانروایی، ویژه اوست و کسانی را که به جای او می‌پرستیدید، مالک پوست هسته خرمایی هم نیستند.///شب را در روز فرو می‌برد و روز را در شب فرو می‌برد، و خورشید و ماه را مسخر و رام کرده است که هر کدام تا سرآمدی معین روانند. این است خدا پروردگار شما، فرمانروایی، ویژه اوست و کسانی را که به جای او می‌پرستیدید، مالک پوست هسته خرمایی هم نیستند.///از شب مى‌کاهد و به روز مى‌افزاید و از روز مى‌کاهد و به شب مى‌افزاید و آفتاب و ماه را رام کرد. هر یک تا زمانى معین در حرکتند. این است خدا پروردگار شما. فرمانروایى از آن اوست. چیزهایى را که سواى او به خدایى مى‌خوانید مالک پوست میان هسته خرمایى هم نیستند.///شب را در روز داخل مى‌کند [و روز بلند مى‌شود] و روز را در شب وارد مى‌کند، و آفتاب و ماه را تسخیر کرده است [که‌] هر یک تا سر آمد معینى روانند. این است خداوند که پروردگار شماست. فرمانروایى از آن اوست، و کسانى را که غیر از او مى‌خوانید، مالک پوست هسته خر///شب را به روز درمى‌آورد و روز را به شب درمى‌آورد، و آفتاب و ماه را تسخیر کرده است [که‌] هر یک تا هنگامى معین روانند؛ این است خدا پروردگار شما؛ فرمانروایى از آن اوست. و کسانى را که بجز او مى‌خوانید، مالک پوست هسته خرمایى [هم] نیستند.///شب را در روز فرومى‌برد و روز را در شب. و خورشید و ماه را رام و مسخر نمود، هر یک از آنها براى مدتى معین در حرکتند. این است خداوند پروردگارتان! فرمانروایى، ویژه‌ی اوست. و کسانى که به جاى او مى‌خوانید، مالک پوست هسته‌ى خرمایى [هم] نیستند.///خداست که شب را درون پرده روز پنهان سازد و روز را درون پرده شب، و خورشید و ماه را مسخر کرده که هر یک به مقدار معین و مدار خاصی می‌گردند، اوست خدای آفریننده و پروردگار شما، که همه ملک هستی از اوست، و به غیر او معبودانی که به خدایی می‌خوانید در جهان دارای پوست هسته خرمایی نیستند.///از شب می‌کاهد و بر روز می‌افزاید و از روز می‌کاهد و بر شب می‌افزاید، و خورشید و ماه را رام کرده است که هر یک تا سرآمدی معین جریان دارند، چنین است خداوند پروردگارتان، که فرمانروایی او راست، و کسانی که [ای ناباوران‌] به جای او می‌خوانید، مالک [چیزی حتی به اندازه‌] پوست هسته خرما نیستند///او شب را در روز داخل می‌کند و روز را در شب؛ و خورشید و ماه را مسخر (شما) کرده، هر یک تا سرآمد معینی به حرکت خود ادامه می‌دهد؛ این است خداوند، پروردگار شما؛ حاکمیت (در سراسر عالم) از آن اوست: و کسانی را که جز او می‌خوانید (و می‌پرستید) حتی به اندازه پوست نازک هسته خرما مالک نیستند!///فروبرد شب را در روز و فروبرد روز را در شب و رام گرداند مهر و ماه را هر کدام روانند تا سرآمدی نامبرده این است پروردگار شما وی را است پادشاهی و آنان که خوانید جز او دارا نیستند پوست هسته خرمائی‌///شب را در روز فرو می‌برد و روز را در شب فرو می‌برد و آفتاب و ماه را تسخیر کرده است (که) هر یک تا هنگامی معین روانند؛ این است خدا، پروردگار شما؛ پادشاهی تنها از آن اوست. و کسانی را که بجز او می‌خوانید (و می‌خواهید) مالک سوراخی از هسته‌ی خرمایی (هم) نیستند. quran_en_fa If ye invoke them, they will not listen to your call, and if they were to listen, they cannot answer your (prayer). On the Day of Judgment they will reject your "Partnership". and none, (O man!) can tell thee (the Truth) like the One Who is acquainted with all things. اگر آنها را بخوانید، خواندنتان را نمی‌شنوند و اگر [بر فرض محال] بشنوند، پاسختان را نمی‌دهند، و روز قیامت شرک شما را انکار می‌کنند؛ و هیچ کس مانند [خدای] آگاه تو را [از حقایق] خبردار نمی‌کند.///اگر آنها را بخوانید، خواندنتان را نمی‌شنوند و اگر [بر فرض محال] بشنوند، پاسختان را نمی‌دهند، و روز قیامت شرک شما را انکار می‌کنند؛ و هیچ کس مانند [خدای] آگاه تو را [از حقایق] خبردار نمی‌کند.///و اگر آنها را بخوانید، صدایتان را نمى‌شنوند و اگر بشنوند، پاسختان نگویند. و در روز قیامت شرک‌آوردنتان را انکار کنند. و کس همانند خداى آگاه خبردارت نسازد.///اگر آنها را بخوانید، صداى شما را نمى‌شنوند، و اگر مى‌شنیدند اجابتتان نمى‌کردند، و روز قیامت شرک شما را انکار مى‌کنند و [هیچ کس‌] مثل [خداى‌] آگاه، تو را خبردار نمى‌کند///اگر آنها را بخوانید، دعاى شما را نمى‌شنوند، و اگر [فرضا] بشنوند اجابتتان نمى‌کنند، و روز قیامت شرک شما را انکار مى‌کنند؛ و [هیچ کس‌] چون [خداى‌] آگاه، تو را خبردار نمى‌کند.///اگر آن بت‌ها را بخوانید، دعاى شما را نمى‌شنوند. و اگر بشنوند، پاسخى به شما نمی‌دهند. و روز قیامت شرک شما را انکار خواهند کرد. و هیچ­کس مانند [خداوند] آگاه، تو را [از حقیقت کارها] باخبر نمی‌کند.///اگر آنها را بخوانید (چون جمادند) نشنوند و اگر بشنوند (مانند عیسی و عزیر و فرشتگان و فراعنه چون بنده‌اند بی‌اذن خدا) به شما جواب ندهند و روز قیامت از این که آنان را شریک خدا دانستید (و به پرستش آنها پرداختید) بیزاری جویند. و (ای رسول و ای امت) هیچ کس مانند (خدای) دانا تو را (به حقیقت) آگاه نگرداند.///اگر بخوانیدشان، ندای شما را نمی‌شنوند، و اگر هم می‌شنیدند، پاسختان را نمی‌دادند، و روز قیامت، شرک شما را انکار می‌کنند، و هیچ کس چون [خداوند] آگاه تو را آگاه نمی‌سازد///اگر آنها را بخوانید صدای شما را نمی‌شنوند، و اگر بشنوند به شما پاسخ نمی‌گویند؛ و روز قیامت، شرک (و پرستش) شما را منکر می‌شوند، و هیچ کس مانند (خداوند آگاه و) خبیر تو را (از حقایق) با خبر نمی‌سازد!///اگر بخوانیدشان نشنوند بانگ شما را و اگر می‌شنیدند پاسخ نمی‌گفتندتان و روز قیامت کفران ورزند به شرک‌ورزی شما و آگاه نسازدت همانند کاردان‌///اگر آنها را بخوانید، درخواست شما را نمی‌شنوند و اگر (هم) بشنوند برایتان اجابت نمی‌کنند و روز قیامت (این شریکان خدا)، شرکتان را (نسبت به خودشان) انکار (و انگار) می‌کنند. و هیچ کس چون او [: خدای آگاه] تو را از مهمات آگاه نمی‌کند. quran_en_fa O ye men! It is ye that have need of Allah: but Allah is the One Free of all wants, worthy of all praise. ای مردم! شمایید نیازمندان به خدا، و فقط خدا بی نیاز و ستوده است.///ای مردم! شمایید نیازمندان به خدا، و فقط خدا بی نیاز و ستوده است.///اى مردم، همه شما به خدا نیازمندید. اوست بى‌نیاز و ستودنى.///اى مردم! شما به خدا نیازمندید، و خداست که بى‌نیاز و ستوده است///اى مردم، شما به خدا نیازمندید، و خداست که بى‌نیاز ستوده است.///اى مردم! شمایید نیازمندان درگاه خداوند! و [تنها] خداوند، بى‌نیاز و ستوده است.///ای مردم، شما همه به خدا فقیر و محتاجید و تنها خداست که بی‌نیاز و غنی بالذات و ستوده صفات است.///هان ای مردم، شما [نادار و] نیازمند به خداوند هستید، و خداوند است که بی‌نیاز ستوده است‌///ای مردم شما (همگی) نیازمند به خدائید؛ تنها خداوند است که بی‌نیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش است!///ای مردم شمائید نیازمندان به خدا و خدا است بی‌نیاز ستوده‌///هان ای مردمان! شما همه به خدا نیازمندید و خداست (که) او بی‌نیاز ستوده است. quran_en_fa If He so pleased, He could blot you out and bring in a New Creation. اگر بخواهید شما را از بین می‌برد و آفریده تازه‌ای می‌آورد.///اگر بخواهید شما را از بین می‌برد و آفریده تازه‌ای می‌آورد.///اگر بخواهد، شما را از میان مى‌برد و مردمى تازه مى‌آورد.///اگر بخواهد، شما را مى‌برد و خلق جدیدى مى‌آورد///و اگر بخواهد شما را مى‌برد و خلقى نو [بر سر کار] مى‌آورد.///اگر بخواهد شما را مى‌برد، و آفریده‌ى جدیدى مى‌آورد.///اگر بخواهد همه شما را به دیار عدم فرستد و خلقی از نو به عرصه وجود آرد.///اگر بخواهد شما را [از میان‌] می‌برد، و آفریدگان جدیدی به میان می‌آورد///اگر بخواهد شما را می‌برد و خلق جدیدی می‌آورد؛///اگر خواهد ببرد شما را و بیارد آفرینشی نوین‌///اگر بخواهد شما را می‌برد و خلقی نوین (بر سر کار) می‌آورد. quran_en_fa Nor is that (at all) difficult for Allah. و این کار بر خدا دشوار نیست،///و این کار بر خدا دشوار نیست،///و این کار بر خدا دشوار نیست.///و این [امر] براى خدا دشوار نیست///و این [امر] براى خدا دشوار نیست.///و این کار بر خداوند سخت نیست.///و هیچ این کار بر خدا دشوار نیست.///و این امر بر خداوند دشوار نیست‌///و این برای خداوند مشکل نیست!///و نیست آن بر خدا گران‌///و این (امر مهم) برای خدا دشوار نیست. quran_en_fa Nor can a bearer of burdens bear another's burdens if one heavily laden should call another to (bear) his load. Not the least portion of it can be carried (by the other). Even though he be nearly related. Thou canst but admonish such as fear their Lord unseen and establish regular Prayer. And whoever purifies himself does so for the benefit of his own soul; and the destination (of all) is to Allah. و هیچ سنگین باری بار گناه دیگری را برنمی دارد، و اگر سنگین باری دعوت کند که از بارش بردارند، چیزی از بار گناهش برداشته نمی‌شود، گرچه [دعوت شونده] از نزدیکان و خویشان باشد. تو فقط کسانی را بیم می‌دهی که در نهان از پروردگارشان می‌ترسند و نماز را برپا می‌دارند؛ و هر کس [از آلودگی‌ها] پاک شود به سود خود پاک می‌شود، و بازگشت فقط به سوی خداست.///و هیچ سنگین باری بار گناه دیگری را برنمی دارد، و اگر سنگین باری دعوت کند که از بارش بردارند، چیزی از بار گناهش برداشته نمی‌شود، گرچه [دعوت شونده] از نزدیکان و خویشان باشد. تو فقط کسانی را بیم می‌دهی که در نهان از پروردگارشان می‌ترسند و نماز را برپا می‌دارند؛ و هر کس [از آلودگی‌ها] پاک شود به سود خود پاک می‌شود، و بازگشت فقط به سوی خداست.///هیچ کس بار گناه دیگرى را بر دوش نکشد. و اگر گرانبارى کسى را به حمل‌کردن بار خود فرا خواند، هر چند خویشاوند او باشد، از حمل آن سرباز زند. تو فقط کسانى را مى‌ترسانى که از پروردگارشان، نادیده، بیمناکند و نماز مى‌گزارند. و هر که پاک شود براى خود پاک شده. و سرانجام همه به سوى خداست.///و هیچ گناهکارى، بار [گناه‌] دیگرى را بر دوش نمى‌کشد، و اگر [شخص‌] گرانبارى [دیگرى را] براى حمل بار گناه خود بخواند، چیزى از آن برداشته نمى‌شود، هر چند خویشاوند باشد. تو تنها کسانى را که در نهان از پروردگارشان مى‌ترسند و نماز برپا داشته‌اند هشدار توان///و هیچ باربردارنده‌اى بار [گناه‌] دیگرى را برنمى‌دارد، و اگر گرانبارى [دیگرى را به یارى‌] به سوى بارش فرا خواند چیزى از آن برداشته نمى‌شود، هر چند خویشاوند باشد. [تو] تنها کسانى را که از پروردگارشان در نهان مى‌ترسند و نماز برپا مى‌دارند، هشدار مى‌دهى؛ و هر کس پاکیزگى جوید تنها براى خود پاکیزگى مى‌جوید، و فرجام [کارها] به سوى خداست.///و هیچ­کس بار [گناه] دیگرى را بر دوش نکشد. و اگر سنگین‌بارى براى حمل بارش، حتى از نزدیکان خود دعوتى کند، چیزى از بارش حمل نشود. [ای پیامبر!] تو تنها کسانى را هشدار مى‌دهى که در نهان از پروردگارشان مى‌ترسند و نماز به­پا مى‌دارند. و هر کس [از گناه] پاک شود، پس این پاکى به نفع خود اوست و بازگشت [همه] تنها به سوى خداوند است.///و هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نگیرد و آن که بارش سنگین است اگر دیگری را هر چند خویش (و پدر و فرزند هم) باشد کمک بر سبکباری خود طلبد ابدا باری از دوشش برداشته نشود. و تو تنها آنان را که در خلوت و پنهانی از خدای خود می‌ترسند و نماز به پا می‌دارند توانی خدا ترس و پرهیزگار گردانی. و هر کس خود را (از کفر و گناه و اخلاق زشت) پاک و منزه ساخت سود و سعادتش بر خود اوست و بازگشت همه به سوی خداست.///و هیچ بردارنده‌ای بار گناه دیگری را بر ندارد، و اگر گرانباری [دیگران را] بخواند که بارش را بردارند، چیزی از آن بار برداشته نشود، و اگر چه [مخاطب‌] خویشاوند باشد، تو فقط کسانی را که به نادیده از پروردگارشان خوف و خشیت دارند، و نماز را برپا می‌دارند، هشدار می‌دهی، و هر کس پاکی ورزد، همانا به سود خویش پاکی ورزیده است، و سیر و سرانجام به سوی خداوند است‌///هیچ گنهکاری بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد؛ و اگر شخص سنگین‌باری دیگری را برای حمل گناه خود بخواند، چیزی از آن را بر دوش نخواهد گرفت، هر چند از نزدیکان او باشد! تو فقط کسانی را بیم‌می‌دهی که از پروردگار خود در پنهانی می‌ترسند و نماز را برپا می‌دارند؛ و هر کس پاکی (و تقوا) پیشه کند، نتیجه آن به خودش بازمی‌گردد؛ و بازگشت (همگان) به سوی خداست!///و برندارد گنهباری بار دیگری را و اگر بخواند گرانباری بسوی بارش برداشته نشود از او چیزی و اگر چه باشد خویشاوند جز این نیست که بیم دهی آنان را که می‌پرستند پروردگار خویش را به نهان و بپای دارند نماز را و آنکه پاکی جوید جز این نیست که برای خویش پاکی جوید و بسوی خداست بازگشت‌///و هیچ باربردارنده‌ای بار (گناه) دیگری را برنمی‌دارد و اگر گران‌باری (دیگری را به یاری) سوی (برداشتن) بارش فراخواند چیزی از آن برداشته نمی‌شود؛ هر چند نزدیکترین نزدیکان باشد. (تو) تنها کسانی را که از پروردگارشان در نهان می‌ترسند و نماز بر پا داشتند، هشدار می‌دهی‌؛ و هر کس پاکیزگی برگیرد تنها برای خود پاکیزگی می‌گیرد و فرجام، تنها، سوی خداست. quran_en_fa The blind and the seeing are not alike; نابینا و بینا [کافر و مؤمن،] یکسان نیستند،///نابینا و بینا [کافر و مؤمن،] یکسان نیستند،///نابینا و بینا برابر نیستند،///و نابینا و بینا یکسان نیستند///و نابینا و بینا یکسان نیستند،///[کافر و مؤمن یکسان نیستند، چنان که] نابینا و بینا یکسان نیستند.///و هرگز (کافر تاریک جان) کور و (مؤمن روشن روان) بینا یکسان نیستند.///و نابینا و بینا برابر نیست‌///و نابینا و بینا هرگز برابر نیستند،///یکسان نیستند کور و بینا///و نابینا و بینا یکسان نیستند، quran_en_fa Nor are the depths of Darkness and the Light; و نه تاریکی‌ها و نه روشنایی،///و نه تاریکی‌ها و نه روشنایی،///و نه تاریکى و روشنى،///و نه ظلمت‌ها و نه روشنایى///و نه تیرگیها و روشنایى،///و تاریکى و روشنایى.///و هیچ ظلمت با نور مساوی نخواهد بود.///و نه تاریکی و روشنایی‌///و نه ظلمتها و روشنایی،///و نه تاریکیها و نه روشنائی‌///و نه تاریکی‌ها و نه روشنایی، quran_en_fa Nor are the (chilly) shade and the (genial) heat of the sun: و نه سایه و نه باد گرم سوزان،///و نه سایه و نه باد گرم سوزان،///و نه سایه و حرارت آفتاب.///و نه سایه و نه گرماى آفتاب///و نه سایه و گرماى آفتاب.///و سایه و گرماى آفتاب.///و هرگز آفتاب و سایه هم رتبه نباشند.///و نیز سایه و آتشباد///و نه سایه (آرامبخش) و باد داغ و سوزان!///و نه سایه و نه سوزش گرما///و نه سایه و نه گرمای شدید. quran_en_fa Nor are alike those that are living and those that are dead. Allah can make any that He wills to hear; but thou canst not make those to hear who are (buried) in graves. و زندگان و مردگان هم یکسان نیستند. بی تردید خدا [دعوت حق را] به هر کس بخواهد می‌شنواند؛ و تو نمی‌توانی [دعوت حق را] به کسانی که در قبرهایند بشنوانی.///و زندگان و مردگان هم یکسان نیستند. بی تردید خدا [دعوت حق را] به هر کس بخواهد می‌شنواند؛ و تو نمی‌توانی [دعوت حق را] به کسانی که در قبرهایند بشنوانی.///و زندگان و مردگان برابر نیستند. خدا هر که را خواهد مى‌شنواند. و تو نمى‌توانى سخن خود را به مردگانى که در گور خفته‌اند بشنوانى.///و نه زندگان یکسانند و نه مردگان. همانا خدا هر که را بخواهد شنوا مى‌کند، و تو کسانى را که در گورهایند شنوا نتوانى کرد///و زندگان و مردگان یکسان نیستند. خداست که هر که را بخواهد شنوا مى‌گرداند؛ و تو کسانى را که در گورهایند نمى‌توانى شنوا سازى.///و زندگان و مردگان یکسان نیستند. خداوند [حق را] به هر کس که بخواهد مى‌شنواند، و تو نمى‌توانى به کسانى که در گورها هستند، [حق را] بشنوانى.///و ابدا زندگان (علم و ایمان) با مردگان (جهل و عصیان) برابر نیستند. (ای رسول بدان که) خدا هر که را بخواهد شنوا (ی کلام حق) سازد و اما تو آن کس را که در گورستان (کفر و جهالت و شهوت پرستی) فرو رفته هرگز شنوا نتوانی کرد.///و [دل‌] زندگان و [دل‌] مردگان نیز برابر نیستند، بی‌گمان خداوند هر کس را که بخواهد [پیام و پند خویش‌] می‌شنواند، و تو شنواننده [پند و پیامی به‌] در گور خفتگان نیستی‌///و هرگز مردگان و زندگان یکسان نیستند! خداوند پیام خود را به گوش هر کس بخواهد می‌رساند، و تو نمی‌توانی سخن خود را به گوش آنان که در گور خفته‌اند برسانی!///و یکسان نیستند زندگان و نه مردگان همانا خدا می‌شنواند هر که را خواهد و نیستی تو شنواننده آنان که در گورستانند///و نه زندگان و نه مردگان، یکسان نیستند. همواره خداست که هر که را بخواهد شنوا می‌گرداند؛ و تو (هرگز) شنواکننده‌ی کسانی که در گورهایند نیستی. quran_en_fa Thou art no other than a warner. تو فقط بیم دهنده‌ای،///تو فقط بیم دهنده‌ای،///تو جز بیم‌دهنده‌اى نیستى.///تو صرفا [یک‌] هشدار دهنده هستى///تو جز هشداردهنده‌اى [بیش‌] نیستى.///تو فقط بیم دهنده‌اى.///تو جز آنکه (خلق را از کیفر اعمال بد) بترسانی به کاری مأمور نیستی.///تو نیستی مگر هشداردهنده‌ای‌///تو فقط انذارکننده‌ای، (اگر ایمان نیاورند نگران نباش، وظیفه‌ات را انجام ده.)///نیستی تو جز بیم‌دهنده‌///تو جز هشداردهنده‌ای (بیش) نیستی. quran_en_fa Verily We have sent thee in truth, as a bearer of glad tidings, and as a warner: and there never was a people, without a warner having lived among them (in the past). یقینا ما تو را در حالی که مژده دهنده و هشدار دهنده‌ای، به حق و راستی فرستادیم، و هیچ امتی نبوده مگر آنکه در میان آنان بیم دهنده‌ای گذاشته است.///یقینا ما تو را در حالی که مژده دهنده و هشدار دهنده‌ای، به حق و راستی فرستادیم، و هیچ امتی نبوده مگر آنکه در میان آنان بیم دهنده‌ای گذاشته است.///ما تو را به حق به رسالت فرستادیم تا مژده دهى و بیم دهى و هیچ ملتى نیست مگر آنکه به میانشان بیم‌دهنده‌اى بوده است.///ما تو را به حق، بشارتگر و هشدار دهنده فرستادیم، و هیچ امتى نبوده مگر این که در میان آنها هشدار دهنده‌اى گذشته است///ما تو را بحق، [به سمت‌] بشارتگر و هشداردهنده گسیل داشتیم، و هیچ امتى نبوده مگر اینکه در آن هشداردهنده‌اى گذشته است.///یقینا ما تو را به حق نویدبخش و بیم‌دهنده فرستادیم. و هر امتى در گذشته بیم‌دهنده‌اى داشته است.///ما تو را به حق و راستی به سوی خلق فرستادیم تا (خوبان را به بهشت باد) بشارت دهی و (بدان را از قهر حق) بترسانی، و هیچ امتی نبوده جز آنکه در میانشان ترساننده‌ای (و رهنمایی) بوده است.///ما تو را به حق، مژده‌رسان و هشداردهنده فرستاده‌ایم، و امتی نیست مگر آنکه در میان آنان هشداردهنده‌ای بوده است‌///ما تو را بحق برای بشارت و انذار فرستادیم؛ و هر امتی در گذشته انذارکننده‌ای داشته است!///همانا فرستادیمت به حق نویددهنده و ترساننده و نیست ملتی جز آنکه بگذشت در آن ترساننده‌ای‌///همواره ما تو را به تمامی حق، در حال بشارتگری و هشدار دادن گسیل داشتیم، و هیچ امتی نبوده مگر اینکه در آن، هشداردهنده‌ای ماندگار بوده است. quran_en_fa And if they reject thee, so did their predecessors, to whom came their messengers with Clear Signs, Books of dark prophecies, and the Book of Enlightenment. اگر تو را تکذیب می‌کنند [اندوهگین مباش] همانا کسانی هم که پیش از اینان بودند [پیامبران را] تکذیب می‌کردند، در حالی که پیامبرانشان معجزه‌های آشکار، و نوشته‌ها [یی مشتمل بر پند و موعظه و مناجات] و کتاب روشن [که حاوی احکام و قوانین بود] برای آنان آوردند.///اگر تو را تکذیب می‌کنند [اندوهگین مباش] همانا کسانی هم که پیش از اینان بودند [پیامبران را] تکذیب می‌کردند، در حالی که پیامبرانشان معجزه‌های آشکار، و نوشته‌ها [یی مشتمل بر پند و موعظه و مناجات] و کتاب روشن [که حاوی احکام و قوانین بود] برای آنان آوردند.///اگر تو را تکذیب مى‌کنند، کسانى هم که پیش از اینان بوده‌اند پیامبرانشان را که با معجزات و با نوشته‌ها و کتابى روشنایى‌بخش به میانشان آمده بودند، تکذیب کرده‌اند.///و اگر تو را تکذیب کنند، قطعا کسانى که پیش از آنها بودند [نیز] به تکذیب پرداختند پیامبرانشان دلایل آشکار و نوشته‌ها و کتاب روشنگر براى آنها آوردند///و اگر تو را تکذیب کنند، قطعا کسانى که پیش از آنها بودند [نیز] به تکذیب پرداختند. پیامبرانشان دلایل آشکار و نوشته‌ها و کتاب روشن براى آنان آوردند.///و اگر تو را تکذیب مى‌کنند، [نگران مباش! زیرا] کافرانى که پیش از آنان بودند، نیز [پیامبران پیشین را] تکذیب کردند. پیامبرانشان با معجزه‌ها و دلایل آشکار، و نوشته‌ها، و کتاب روشنگر به سراغشان آمدند. [اما آنان ایمان نیاوردند.]///و اگر امت تو را تکذیب کردند پیشینیان هم پیغمبران خود را که با آیات و معجزات و کتب و حجتهای روشن برای هدایتشان آمدند همه را تکذیب کردند.///و اگر تو را تکذیب کردند، بدان که پیشینیان آنان هم که پیامبرانشان برای آنان پدیده‌های روشنگر و نوشته‌ها و کتاب‌ [های‌] روشنگر آوردند، نیز تکذیب پیشه کردند///اگر تو را تکذیب کنند (عجیب نیست)؛ کسانی که پیش از آنان بودند (نیز پیامبران خود را) تکذیب کردند؛ آنها با دلایل روشن و کتابهای پند و موعظه و کتب آسمانی روشنگر (مشتمل بر معارف و احکام) به سراغ آنان آمدند (اما کوردلان ایمان نیاوردند).///و اگر تکذیب کنند همانا تکذیب کردند آنان که پیش از ایشان بودند بیامدندشان پیمبرانشان به نشانیها و به کتابها و به نامه درخشان‌///و اگر تو را تکذیب می‌کنند، بی‌گمان کسانی که پیش از آنها]: کفار [(نیز) بودند (پیامبران ما را) تکذیب کردند. پیامبرانشان دلایل آشکار و نوشته‌ها و کتاب روشنگر برایشان آوردند. quran_en_fa In the end did I punish those who rejected Faith: and how (terrible) was My rejection (of them)! سپس کافران را [به سبب کفرشان به عذابی سخت] گرفتیم؛ پس کیفر من چگونه بود؟!///سپس کافران را [به سبب کفرشان به عذابی سخت] گرفتیم؛ پس کیفر من چگونه بود؟!///سپس آنهایى را که کفر مى‌ورزیدند فروگرفتم. عقوبت من چگونه بود؟///آن‌گاه کسانى را که کافر شدند، گرفتار کردم، پس [بنگر] چگونه بود عقوبت من///آنگاه کسانى را که کافر شده بودند فرو گرفتم؛ پس چگونه بود کیفر من؟///سپس کسانى را که کفر ورزیدند [به بازخواست و مجازات] گرفتم. پس [بنگر] کیفر من چگونه بود؟///من هم از آن کافران مؤاخذه شدید کردم پس (بنگر که) قهر و عذاب من چگونه (و چه سخت) بود.///سپس کافران را فرو گرفتم، [بنگر] تا عقاب من چگونه بوده است‌///سپس من کافران را (بعد از اتمام حجت) گرفتم (و سخت مجازات کردم)؛ مجازات من نسبت به آنان چگونه بود؟!///سپس برگرفتیم آنان را که کفر ورزیدند پس چگونه بود کیفرم‌///سپس کسانی را که کافر شده بودند فروگرفتم‌؛ پس چگونه بود انکار (و انگار) من‌؟ quran_en_fa Seest thou not that Allah sends down rain from the sky? With it We then bring out produce of various colours. And in the mountains are tracts white and red, of various shades of colour, and black intense in hue. آیا ندانسته‌ای که خدا از آسمان آبی نازل کرده است، پس به وسیله آن میوه هایی که رنگ هایش گوناگون است، پدید آورده‌ایم، و در برخی از کوه‌ها راه هایی است به رنگ‌های مختلف: سپید و سرخ و سیاه پر رنگ،///آیا ندانسته‌ای که خدا از آسمان آبی نازل کرده است، پس به وسیله آن میوه هایی که رنگ هایش گوناگون است، پدید آورده‌ایم، و در برخی از کوه‌ها راه هایی است به رنگ‌های مختلف: سپید و سرخ و سیاه پر رنگ،///آیا ندیده‌اى که خدا از آسمان باران فرستاد و بدان میوه‌هاى گوناگون رویانیدیم؟ و از کوه‌ها راه‌ها پدید آوردیم: سفید و سرخ و رنگارنگ و به غایت سیاه.///آیا ندیدى که خدا از آسمان، آبى فرستاد و بدان میوه‌هایى با رنگ‌هاى گوناگون پدید آوردیم؟ و برخى از کوه‌ها [و سنگ‌ها] داراى خطوط [و رگه‌هایى‌] سفید و سرخ به رنگ‌هاى مختلف و [گاه‌] به رنگ کاملا سیاه هستند///آیا ندیده‌اى که خدا از آسمان، آبى فرود آورد و به [وسیله‌] آن میوه‌هایى که رنگهاى آنها گوناگون است بیرون آوردیم؟ و از برخى کوهها، راهها [و رگه‌ها] ى سپید و گلگون به رنگهاى مختلف و سیاه پر رنگ [آفریدیم‌].///آیا ندیده‌اى که خداوند از آسمان، آبى فروفرستاد، پس با آن میوه‌هایى رنگارنگ [از زمین] بیرون آوردیم. و در برخى از کوه‌ها [رگه‌ها و] راه‌هایى است سپید و سرخ، به رنگ‌هاى گوناگون، و [رگه راه‌هایى] سخت سیاه.///آیا ندیدی که خدا باران را از آسمان فرود آورد، و به آن انواع میوه‌های گوناگون و رنگارنگ پدید آوردیم؟ و (در زمین) از کوهها طرق زیاد و اصناف و رنگهای مختلف سفید و سرخ و سیاه هست (که خدا خلقت فرمود).///آیا ننگریسته‌ای که خداوند از آسمان آبی فرو فرستاده است، سپس بدان میوه‌های رنگارنگ برآوردیم، و نیز از کوهها راههایی سفید و سرخ رنگارنگ، و همچنین سیاه سیاه [پدید آوردیم‌]///آیا ندیدی خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد که بوسیله آن میوه‌هایی رنگارنگ (از زمین) خارج ساختیم و از کوه‌ها نیز (به لطف پروردگار) جاده‌هایی آفریده شده سفید و سرخ و به رنگهای مختلف و گاه به رنگ کاملا سیاه!///آیا ندیدی که خدا فرستاد از آسمان آبی پس برون آوردیم بدان میوه‌هائی به رنگهای گوناگون و از کوه‌ها راه‌هائی سفید و سرخ رنگارنگ و سیاه‌هائی تار///آیا ندیدی که خدا از آسمان، آبی فرود آورد، پس به (وسیله‌ی) آن میوه‌هایی که رنگ‌هایشان گوناگون است بیرون آوردیم‌؟ و از برخی کوه‌ها، راه‌های [: رگه‌های] سپید و گلگون که رنگ‌هایشان مختلف و (همچون) کلاغ‌های سیاه است برون آوردیم. quran_en_fa And so amongst men and crawling creatures and cattle, are they of various colours. Those truly fear Allah, among His Servants, who have knowledge: for Allah is Exalted in Might, Oft-Forgiving. و نیز از انسان‌ها و جنبدگان و چهارپایان [مانند میوه‌ها و راه‌های کوهستانی] رنگ‌های گوناگون وجود دارد. از بندگان خدا فقط دانشمندان از او می‌ترسند؛ یقینا خدا توانای شکست ناپذیر و بسیار آمرزنده است.///و نیز از انسان‌ها و جنبدگان و چهارپایان [مانند میوه‌ها و راه‌های کوهستانی] رنگ‌های گوناگون وجود دارد. از بندگان خدا فقط دانشمندان از او می‌ترسند؛ یقینا خدا توانای شکست ناپذیر و بسیار آمرزنده است.///همچنین از مردم و جنبندگان و چهارپایان گوناگون. هر آینه از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او مى‌ترسند. و خدا پیروزمند و آمرزنده است.///و از انسان‌ها و جنبندگان و چهارپایان نیز همان طور رنگ‌هایشان گوناگون است. از بندگان خدا تنها عالمان از او مى‌ترسند. آرى، خداوند شکست ناپذیر آمرزنده است///و از مردمان و جانوران و دامها که رنگهایشان همان گونه مختلف است [پدید آوردیم‌]. از بندگان خدا تنها دانایانند که از او مى‌ترسند. آرى، خدا ارجمند آمرزنده است.///و همچنین از مردم و جنبنده‌ها و چهارپایان به رنگ‌هاى گوناگون [آفریدیم]. از میان بندگان خدا تنها دانشمندان [ربانى] از او هراس دارند. بى‌شک خداوند، عزیز و آمرزنده است.///و از اصناف مردم و اجناس جنبندگان و حیوانات نیز رنگهای مختلف هست (که خدا آفرید) و از میان اصناف بندگان تنها مردمان عالم و دانا مطیع و خدا ترسند. البته خدا عزیز و توانا و بسیار بخشنده گناهان است.///بدین گونه از مردم و جانوران و چارپایان رنگارنگ [آفریده‌ایم‌]، از میان بندگان خداوند فقط دانشوران از او خوف و خشیت دارند، بی‌گمان خداوند پیروزمند آمرزگار است‌///و از انسانها و جنبندگان و چهارپایان انواعی با رنگهای مختلف، (آری) حقیقت چنین است: از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او می‌ترسند؛ خداوند عزیز و غفور است!///و از مردم و جنبندگان و دامها به رنگهای گوناگون بدینسان جز این نیست که می‌ترسند خدا را از بندگانش دانشمندان همانا خدا است عزتمند آمرزگار///و برخی از مردمان و جانوران و دام‌ها که رنگ‌هایشان گوناگون است (برون آوردیم). از بندگان خدا تنها دانایان (خداشناس) از او هراسانند. آری، همواره خدا بسی ارجمند پوشنده است. quran_en_fa Those who rehearse the Book of Allah, establish regular Prayer, and spend (in Charity) out of what We have provided for them, secretly and openly, hope for a commerce that will never fail: قطعا کسانی [مانند علی بن ابی طالب (علیه السلام)] که همواره کتاب خدا را می‌خوانند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه روزی آنان کرده‌ایم در نهان و آشکار انفاق می‌کنند، تجارتی را امید دارند که هرگز کساد و نابود نمی‌شود.///قطعا کسانی [مانند علی بن ابی طالب (علیه السلام)] که همواره کتاب خدا را می‌خوانند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه روزی آنان کرده‌ایم در نهان و آشکار انفاق می‌کنند، تجارتی را امید دارند که هرگز کساد و نابود نمی‌شود.///آنان که کتاب خدا را مى‌خوانند و نماز مى‌گزارند و از آنچه به آنها داده‌ایم پنهانى و آشکارا انفاق مى‌کنند، امیدوار به تجارتى هستند که هرگز زیان نمى‌کند.///به یقین کسانى که کتاب خدا را تلاوت مى‌کنند و نماز برپا داشته و از آنچه به ایشان روزى داده‌ایم در نهان و آشکار انفاق کرده‌اند، به تجارتى امید بسته‌اند که هرگز زوال نمى‌پذیرد///در حقیقت، کسانى که کتاب خدا را مى‌خوانند و نماز برپا مى‌دارند و از آنچه بدیشان روزى داده‌ایم، نهان و آشکارا انفاق مى‌کنند، امید به تجارتى بسته‌اند که هرگز زوال نمى‌پذیرد.///کسانى که کتاب خدا را تلاوت مى‌کنند و نماز برپا مى‌دارند و از آنچه ما روزیشان کرده‌ایم، پنهان و آشکار انفاق مى‌کنند، به تجارتى امید بسته‌اند که هرگز زیان و کساد ندارد.///آنها که کتاب خدا را تلاوت کرده و نماز به پا می‌دارند و از آنچه ما روزیشان کرده‌ایم پنهان و آشکار (به فقیران) انفاق می‌کنند (از لطف خدا) امید تجارتی دارند که هرگز زیان و زوال نخواهد یافت.///بی‌گمان کسانی که کتاب الهی را می‌خوانند، و نماز را برپا می‌دارند، و از آنچه به ایشان روزی داده‌ایم، پنهان و آشکارا می‌بخشند، به سودایی که هرگز زیان ندارد، امید دارند///کسانی که کتاب الهی را تلاوت می‌کنند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم پنهان و آشکار انفاق می‌کنند، تجارتی (پرسود و) بی‌زیان و خالی از کساد را امید دارند.///آنان که خوانند کتاب خدا را و بپای دارند نماز را و دهند از آنچه روزیشان دادیم نهان و آشکارا امید دارند سوداگریی را که هرگز تباه نگردد///بی‌گمان، کسانی که کتاب خدا را می‌خوانند و از آن پیروی می‌کنند و نماز بر پا داشتند و از آنچه بدیشان روزی داده‌ایم -نهان و آشکارا- انفاق کردند، (اینان) امید به تجارتی بسته‌اند که هرگز زوال نمی‌پذیرد. quran_en_fa For He will pay them their meed, nay, He will give them (even) more out of His Bounty: for He is Oft-Forgiving, Most Ready to appreciate (service). [این همه را انجام می‌دهند] تا [خدا] پاداششان را کامل عطا کند و از فضلش بر آنان بیفزاید؛ یقینا او بسیار آمرزنده و عطا کننده پاداش فراوان در برابر عمل اندک است.///[این همه را انجام می‌دهند] تا [خدا] پاداششان را کامل عطا کند و از فضلش بر آنان بیفزاید؛ یقینا او بسیار آمرزنده و عطا کننده پاداش فراوان در برابر عمل اندک است.///زیرا خدا پاداششان را به تمامى مى‌دهد و از فضل خود چیزى بر آن مى‌افزاید. زیرا آمرزنده و پذیراى سپاس است.///تا [خدا] پاداششان را به طور کامل به آنها بدهد و از فضل خود بر ایشان بیفزاید که او آمرزنده‌ى قدرشناس است///تا پاداششان را تمام بدیشان عطا کند و از فزون‌بخشى خود در حق آنان بیفزاید که او آمرزنده حق‌شناس است.///تا خداوند پاداش آنان را به­طور کامل عطا کند و از فضل خویش برآنان بیافزاید، چرا که خداوند آمرزنده و سپاسگزار است.///تا خدا به آنها پاداش کامل عطا کند و از فضل و کرم باز بر ثوابشان بیفزاید که او (خطای مؤمنان را) بسیار بیامرزد و به شکر گزاران احسان فراوان کند.///تا سرانجام پاداشهایشان را به تمام و کمال بپردازد، و از فضل خویش به سهمشان بیفزاید، چرا که آمرزگار و قدردان است‌///(آنها این اعمال صالح را انجام می‌دهند) تا خداوند اجر و پاداش کامل به آنها دهد و از فضلش بر آنها بیفزاید که او آمرزنده و شکرگزار است!///تا بپردازد بدیشان پاداش ایشان را تمامی و بیفزایدشان از فضل خویش و او است آمرزنده سپاسگزار///تا پاداششان را به شایستگی بدیشان عطا کند و از فزون‌بخشی خود در حق آنان بیفزاید. همواره اوست بسی پوشنده‌ی بسیار شکرگزار. quran_en_fa That which We have revealed to thee of the Book is the Truth,- confirming what was (revealed) before it: for Allah is assuredly- with respect to His Servants - well acquainted and Fully Observant. و آنچه از کتاب به تو وحی کرده‌ایم، همان حق است، [و] تصدیق کننده [کتاب هایی که] پیش از آن بوده است؛ یقینا خدا به بندگانش آگاه و بیناست.///و آنچه از کتاب به تو وحی کرده‌ایم، همان حق است، [و] تصدیق کننده [کتاب هایی که] پیش از آن بوده است؛ یقینا خدا به بندگانش آگاه و بیناست.///هر چه از این کتاب به تو وحى کرده‌ایم حق است، که کتابهاى پیش از خود را تصدیق مى‌کند و خدا بر بندگانش آگاه و بیناست.///و آنچه را از کتاب به سوى تو وحى کردیم، خود حق و تصدیق کننده‌ى [کتاب‌هاى‌] پیش از آن است. قطعا خدا نسبت به بندگانش آگاه و بیناست///و آنچه از کتاب به سوى تو وحى کرده‌ایم، خود حق [و] تصدیق‌کننده [کتابهاى‌] پیش از آن است. قطعا خدا نسبت به بندگانش آگاه بیناست.///و [ای پیامبر!] آنچه از کتاب به سوى تو وحى کردیم، همان حق است که تصدیق‌کننده‌ى [کتاب‌هاى] پیش از آن است. قطعا خداوند نسبت به بندگانش آگاه و بیناست.///و آنچه از کتاب (آسمانی قرآن) بر تو وحی فرستادیم آن حق است که کتب آسمانی (تورات و انجیل) را که پیش از اوست تصدیق می‌کند (و آنها حقانیت آن را تصدیق می‌کنند. تو از تکذیب کافران میندیش که) همانا خدا به اعمال بندگان خود کاملا بصیر و آگاه است.///و آنچه از کتاب [آسمانی‌] به تو وحی کرده‌ایم، حق است و همخوان با آنچه [از کتب آسمانی، که‌] پیشاپیش اوست، بی‌گمان خداوند به [احوال‌] بندگانش آگاه بیناست‌///و آنچه از کتاب به تو وحی کردیم حق است و تصدیق‌کننده و هماهنگ با کتب پیش از آن؛ خداوند نسبت به بندگانش خبیر و بیناست!///و آنچه وحی فرستادیم بسوی تو از کتاب آن است حق تصدیق‌کننده آنچه پیش روی آن است همانا خداوند است به بندگان خویش آگهی بینا///و آنچه از کتاب [: قرآن] سوی تو وحی کردیم، (هم) او تمام حق است حال آنکه تصدیق‌کننده است آنچه را در برابر اوست. همواره خدا نسبت به بندگانش بس آگاهی بسیار بیناست. quran_en_fa Then We have given the Book for inheritance to such of Our Servants as We have chosen: but there are among them some who wrong their own souls; some who follow a middle course; and some who are, by Allah's leave, foremost in good deeds; that is the highest Grace. سپس این کتاب را به کسانی از بندگانمان که برگزیدیم به میراث دادیم؛ پس برخی از آنان [در ترک عمل به کتاب] ستمکار بر خویش اند، و برخی از آنان میانه رو، و برخی از آنان به اذن خدا در کارهای خیر [بر دیگران] پیشی می‌گیرند، این است آن فضل بزرگ.///سپس این کتاب را به کسانی از بندگانمان که برگزیدیم به میراث دادیم؛ پس برخی از آنان [در ترک عمل به کتاب] ستمکار بر خویش اند، و برخی از آنان میانه رو، و برخی از آنان به اذن خدا در کارهای خیر [بر دیگران] پیشی می‌گیرند، این است آن فضل بزرگ.///سپس کتاب را به کسانى از بندگانمان که برگزیده بودیم به میراث دادیم. بعضى بر خود ستم کردند و بعضى راه میانه را برگزیدند و بعضى به فرمان خدا در کارهاى نیک پیشى گرفتند. و این است بخشایش بزرگ.///سپس این کتاب را به کسانى از بندگان خود که برگزیدیم به میراث دادیم که از آنها برخى بر خود ستمکارند و برخى میانه‌رو، و گروهى به اذن خدا در نیکى‌ها پیشگامند. این همان فضیلت بزرگ است///سپس این کتاب را به آن بندگان خود که [آنان را] برگزیده بودیم، به میراث دادیم؛ پس برخى از آنان بر خود ستمکارند و برخى از ایشان میانه‌رو، و برخى از آنان در کارهاى نیک به فرمان خدا پیشگامند؛ و این خود توفیق بزرگ است.///آن‌گاه این کتاب [قرآن] را به گروهى از بندگانمان که [آنان را] برگزیدیم، به میراث دادیم. پس برخى از آنان [به خاطر عمل نکردن به این کتاب] بر خود ستمکارند، و بعضى میانه‌رو. و برخى به اذن الهى در کارهاى خیر [بر دیگران‌] سبقت می‌گیرند، که این همان فضل بزرگ الهى است.///آن گاه (پس از آن پیمبران سلف) ما آن خاندان را که از بندگان خود برگزیدیم (یعنی رسول خاتم و آلش صلی الله علیه و آله را) وارث علم قرآن گردانیدیم. باز هم بعضی از آنها (یعنی فرزندان او) به نفس خود ظلم کردند و بعضی راه عدل پیمودند و برخی به هر عمل خیر (با جان و دل) به دستور حق سبقت گیرند. این رتبه در حقیقت همان فضل بزرگ (و عطای بی‌منتهای الهی) است.///سپس کتاب آسمانی را به بندگان خود که برگزیده بودیمشان به میراث دادیم، و از ایشان [بعضی‌] ستمکار در حق خویش، و بعضی از ایشان میانه‌رو، و بعضی از ایشان پیشتاز در نیکوکاریها به اذن الهی است، این همانا فضل بزرگ است‌///سپس این کتاب (آسمانی) را به گروهی از بندگان برگزیده خود به میراث دادیم؛ (اما) از میان آنها عده‌ای بر خود ستم کردند، و عده‌ای میانه رو بودند، و گروهی به اذن خدا در نیکیها (از همه) پیشی گرفتند، و این، همان فضیلت بزرگ است!///سپس ارث دادیم کتاب را بدانان که برگزیدیم از بندگان خویش پس از ایشان است ستم‌کننده بر جان خود و از ایشان است میانه‌روی و از ایشان است سبقت‌گیرنده به خوبیها به دستور خدا این است آن فضل بزرگ‌///سپس (این) کتاب را به (آن) کسان از بندگان خود که (آنان را) برگزیده بودیم، به میراث دادیم. پس برخی از بندگان ما بر خود ستمکارند و برخی از ایشان میانه‌رو و برخی (هم) از آنان در تمامی کارهای نیک به فرمان خدا (در میان همگان) پیشگامانند. و این خود همان فضیلت بزرگ است. quran_en_fa Gardens of Eternity will they enter: therein will they be adorned with bracelets of gold and pearls; and their garments there will be of silk. [پاداششان] بهشت‌های جاودانه‌ای [است] که در آنها درآیند، در آنجا با دستبندهایی از طلا و مروارید آرایش می‌شوند، و لباسشان در آنجا حریر است.///[پاداششان] بهشت‌های جاودانه‌ای [است] که در آنها درآیند، در آنجا با دستبندهایی از طلا و مروارید آرایش می‌شوند، و لباسشان در آنجا حریر است.///به بهشتهایى که جایگاه جاودانه آنهاست داخل مى‌شوند. در آنجا به دستبندهاى زر و مرواریدشان مى‌آرایند و در آنجا جامه‌هاشان از حریر است.///بهشت‌هاى جاویدانى که در آن وارد مى‌شوند. در آن جا با دستبندهایى زرین و مروارید زیور مى‌یابند، و در آن جا جامه‌شان حریر است/// [در] بهشتهاى همیشگى [که‌] به آنها درخواهندآمد. در آنجا با دستبندهایى از زر و مروارید زیور یابند و در آنجا جامه‌شان پرنیان خواهد بود.///[پاداش آنان] باغ‌هایى همیشه سرسبز است که به آنها وارد خواهند شد. و در آنها با دستبندهایى از طلا و مروارید زینت مى‌شوند. و لباسشان در آنجا [از] ابریشم است.///همان بهشت ابدی که در آن داخل شوند و با زر و گوهرهای آن (به دست و بدن) زیور گردند و جامه حریر و پرند در بر کنند.///بهشتهای عدن که واردش شوند، و در آنجا به دستبندهایی زرین و مروارید آراسته شوند، و لباس آنان در آنجا ابریشم است‌///(پاداش آنان) باغهای جاویدان بهشت است که در آن وارد می‌شوند در حالی که با دستبندهایی از طلا و مروارید آراسته‌اند، و لباسشان در آنجا حریر است!///بهشتهای جاودان در آنها درآیند آراسته شوند در آنها با زیورهائی از زر و دستبرنجهای زرین و مروارید و پوشاک ایشان در آن است حریر (ابریشم)///(در) باغ‌های همیشگی (که) به آنها در خواهند آمد، در آنجا با دستبندهایی از زر و مروارید زیور یابند و در آنجا جامه‌هاشان پرنیان است. quran_en_fa And they will say: "Praise be to Allah, Who has removed from us (all) sorrow: for our Lord is indeed Oft-Forgiving Ready to appreciate (service): و می‌گویند: همه ستایش‌ها ویژه خداست که اندوه را از ما برطرف کرد؛ بی تردید پروردگارمان بسیارآمرزنده و عطا کننده پاداش فراوان در برابر عمل اندک است.///و می‌گویند: همه ستایش‌ها ویژه خداست که اندوه را از ما برطرف کرد؛ بی تردید پروردگارمان بسیارآمرزنده و عطا کننده پاداش فراوان در برابر عمل اندک است.///و مى‌گویند: سپاس خدایى را که اندوه از ما دور کرد، زیرا پروردگار ما آمرزنده و شکرپذیر است.///و گویند: سپاس خدایى را که اندوه را از ما برد. به راستى پروردگار ما آمرزنده و قدردان است///و مى‌گویند: «سپاس خدایى را که اندوه را از ما بزدود، به راستى پروردگار ما آمرزنده [و] حق‌شناس است؛///و می‌گویند: «سپاس براى خداوندى است که اندوه را از [دل] ما برد. پروردگار ما آمرزنده و سپاسگزار است.///و گویند: حمد خدا را که حزن و اندوه ما ببرد، همانا خدای ما بسیار بخشنده جرم گناهکاران و پاداش دهنده سپاس شکر گزاران است.///و گویند سپاس خداوندی را که از ما اندوه را زدود، بی‌گمان پروردگار ما آمرزگار قدردان است‌///آنها می‌گویند: «حمد (و ستایش) برای خداوندی است که اندوه را از ما برطرف ساخت؛ پروردگار ما آمرزنده و سپاسگزار است!///و گفتند سپاس خدای را که برد از ما اندوه را همانا پروردگار ما است آمرزنده سپاسگزار///و گفتند: «تمامی سپاس تنها خدایی را سزاست که اندوه را از ما بزدود. به‌راستی پروردگارمان، بی‌گمان بسی پوشنده‌ی شکرگزار است‌.» quran_en_fa "Who has, out of His Bounty, settled us in a Home that will last: no toil nor sense of weariness shall touch us therein." همان که از فضلش ما را در این سرای جاودان جای داد، که در آن هیچ رنجی و هیچ سستی و افسردگی به ما نمی‌رسد.///همان که از فضلش ما را در این سرای جاودان جای داد، که در آن هیچ رنجی و هیچ سستی و افسردگی به ما نمی‌رسد.///آن خدایى که ما را از فضل خویش بدین سراى جاویدان درآورد، که در آنجا نه رنجى به ما مى‌رسد و نه خستگى.///خدایى که ما را به فضل خویش در این سراى ماندنى [و جاویدان‌] در آورد که در آن جا نه رنجى به ما مى‌رسد و نه خستگى///همان [خدایى‌] که ما را به فضل خویش در سراى ابدى جاى داد. در اینجا رنجى به ما نمى‌رسد و در اینجا درماندگى به ما دست نمى‌دهد.///خداوندى که ما را از فضل خویش در سراى ابدى جاى داد، که در آنجا هیچ رنجى به ما نمى‌رسد و درماندگى به سراغ ما نمى‌آید.»///شکر آن خدای را که از لطف و کرم، ما را به منزل دائمی (بهشت) وارد کرد، که در اینجا هیچ رنج و المی به ما نرسد و ابدا ضعف و خستگی نخواهیم یافت.///همان که ما را از فضل خویش به اقامتگاه جاویدان درآورد، که در آنجا به ما خستگی نرسد، و در آنجا به ما ماندگی نرسد///همان کسی که با فضل خود ما را در این سرای اقامت (جاویدان) جای داد که نه در آن رنجی به ما می‌رسد و نه سستی و واماندگی!///آنکو جایگزین ساخت ما را در سرای آرمیدن از فضل خویش نرسد ما را در آن خستگی و نه ما را رسد در آن رنجی‌///«کسی‌که ما را به فضل خویش در سرای اقامتگاه ابدی جای داد. در اینجا رنجی به ما نرسد، و در اینجا درماندگی و سختی به ما دست ندهد.» quran_en_fa But those who reject (Allah) - for them will be the Fire of Hell: No term shall be determined for them, so they should die, nor shall its Penalty be lightened for them. Thus do We reward every ungrateful one! و برای کافران آتش دوزخ است، نه فرمان مرگشان صادر می‌شود که بمیرند، و نه عذاب از آنان سبک می‌شود؛ این گونه هر کفران کننده‌ای را کیفر می‌دهیم.///و برای کافران آتش دوزخ است، نه فرمان مرگشان صادر می‌شود که بمیرند، و نه عذاب از آنان سبک می‌شود؛ این گونه هر کفران کننده‌ای را کیفر می‌دهیم.///و کافران را آتش جهنم است، نه بمیرانندشان و نه از عذابشان کاسته گردد. ناسپاسان را چنین کیفر مى‌دهیم.///کسانى که کافر شدند، آتش جهنم براى آنهاست. نه بر آنها حکم شود تا بمیرند، و نه عذاب آن از ایشان کاسته شود. [آرى‌] این چنین هر کفر پیشه‌اى را عقوبت مى‌کنیم///و [لى‌] کسانى که کافر شده‌اند، آتش جهنم براى آنان خواهد بود. حکم به مرگ بر ایشان [جارى‌] نمى‌شود تا بمیرند، و نه عذاب آن از ایشان کاسته شود. [آرى،] هر ناسپاسى را چنین کیفر مى‌دهیم.///و برای کسانى که کفر ورزیدند، آتش دوزخ است. نه فرمان مرگشان صادر مى‌شود که بمیرند، و نه از عذاب آنان مى‌کاهند. ما این­گونه هر ناسپاسى را کیفر مى‌دهیم.///و آنان که کافر شدند عذاب ایشان آتش دوزخ است که نه حکم مرگ بر آنان رود تا بمیرند و نه از عذابش کاسته شود (تا آسوده شوند). این گونه هر کافر لجوجی را کیفر می‌کنیم.///و کسانی که کفر ورزیده‌اند، آتش جهنم را در پیش دارند، که نه کارشان سپری شود که بمیرند، و نه چیزی از عذاب آن از ایشان کاسته شود، بدین‌سان هر [انسان‌] ناسپاسی را جزا دهیم‌///و کسانی که کافر شدند، آتش دوزخ برای آنهاست؛ هرگز فرمان مرگشان صادر نمی‌شود تا بمیرند، و نه چیزی از عذابش از آنان تخفیف داده می‌شود؛ این گونه هر کفران‌کننده‌ای را کیفر می‌دهیم!///و آنان که کفر ورزیدند ایشان را است آتش دوزخ نه گذرانیده شود بر ایشان تا بمیرند و نه کاسته شود از ایشان از عذابش بدینسان پاداش دهیم به هر ناسپاسی‌///و (اما) کسانی که کافر شدند، آتش جهنم برایشان خواهد بود. در آن، حکم (به مرگ) بر ایشان (جاری) نمی‌شود تا بمیرند و نه از عذاب آن از آنان کاسته شود. (آری،) هر کافر سخت‌انکاری را چنان کیفر می‌دهیم. quran_en_fa Therein will they cry aloud (for assistance): "Our Lord! Bring us out: we shall work righteousness, not the (deeds) we used to do!" - "Did We not give you long enough life so that he that would should receive admonition? and (moreover) the warner came to you. So taste ye (the fruits of your deeds): for the wrong-doers there is no helper." و آنان در آنجا شیون و فریاد می‌زنند: پروردگارا! ما را بیرون بیاور تا کار شایسته انجام دهیم غیر آنچه انجام می‌دادیم. [می گویم:] آیا شما را چندان عمر ندادیم که هر کس می‌خواست در آن مقدار عمر متذکر شود، متذکر می‌شد؛ و [آیا] بیم دهنده‌ای به سوی شما نیامد؟ پس بچشید که برای ستمکاران هیچ یاوری نیست.///و آنان در آنجا شیون و فریاد می‌زنند: پروردگارا! ما را بیرون بیاور تا کار شایسته انجام دهیم غیر آنچه انجام می‌دادیم. [می گویم:] آیا شما را چندان عمر ندادیم که هر کس می‌خواست در آن مقدار عمر متذکر شود، متذکر می‌شد؛ و [آیا] بیم دهنده‌ای به سوی شما نیامد؟ پس بچشید که برای ستمکاران هیچ یاوری نیست.///و از درون آتش فریاد زنند: اى پروردگار ما، ما را بیرون آر تا کارهایى شایسته کنیم، غیر از آنچه مى‌کردیم. آیا آن قدر شما را عمر نداده بودیم که پندگیرندگان پند گیرند؟ و شما را بیم‌دهنده آمد. پس بچشید، که گناهکاران را یاورى نیست.///و ایشان در آن جا فریاد بر مى‌آورند: پروردگارا! ما را بیرون بیاور، تا غیر از آنچه مى‌کردیم، کار شایسته کنیم. [گفته شود:] آیا شما را چندان عمر ندادیم که هر که پندپذیر است در آن مدت پند گیرد؟ و شما را هشدار دهنده هم آمد. پس بچشید که براى ستمگران یاورى ن///و آنان در آنجا فریاد برمى‌آورند: «پروردگارا، ما را بیرون بیاور، تا غیر از آنچه مى‌کردیم، کار شایسته کنیم.» مگر شما را [آن قدر] عمر دراز ندادیم که هر کس که باید در آن عبرت گیرد، عبرت مى‌گرفت؛ و [آیا] براى شما هشداردهنده نیامد؟ پس بچشید که براى ستمگران یاورى نیست.///و آن کافران در دوزخ ناله مى‌زنند [و مى‌گویند]: «پروردگارا! ما را بیرون بیاور تا کار شایسته‌ای کنیم، غیر از آنچه که می‌کردیم.» [در پاسخ به آنان گفته مى‌شود:] «آیا ما به شما چندان عمر ندادیم که در آن هر کس که اهل پند است، متذکر شود؟ و [عبرت گیرد؟ به علاوه] هشداردهنده به سراغتان آمد [ولى شما توجهى نکردید]، پس اینک بچشید. پس ستمگران هیچ یاورى ندارند.»///و آن کفار در آتش دوزخ فریاد و ناله کنند که‌ای پروردگار، ما را (از این عذاب) بیرون آور تا بر خلاف گذشته به اعمال نیک بپردازیم. (خطاب شود) آیا شما را به اندازه‌ای عمر ندادیم که هر که اهل تذکر و پند شنیدن است در این مدت متذکر شود (و به توبه پردازد)؟ و آیا بیم دهندگان بر شما نیامدند؟ پس (امروز) عذاب دوزخ را بچشید که ستمکاران را هیچ یار و نجات دهنده‌ای نخواهد بود.///و ایشان در آنجا فریاد بردارند که پروردگارا ما را بیرون آور، که کاری شایسته، غیر از آنچه می‌کردیم، پیشه کنیم [در پاسخشان گوییم‌] آیا شما را چندان عمر ندادیم که در آن هر کس که اهل پند گرفتن است، پند گیرد و آیا [پیامبر] هشداردهنده‌ای به سوی شما نیامد؟ پس [عذاب را] بچشید که ستمکاران [مشرک‌] یاوری ندارند///آنها در دوزخ فریاد می‌زنند: «پروردگارا! ما را خارج کن تا عمل صالحی انجام دهیم غیر از آنچه انجام می‌دادیم!» (در پاسخ به آنان گفته می‌شود:) آیا شما را به اندازه‌ای که هر کس اهل تذکر است در آن متذکر می‌شود عمر ندادیم، و انذارکننده (الهی) به سراغ شما نیامد؟! اکنون بچشید که برای ظالمان هیچ یاوری نیست!///و ایشان می‌نالند در آن پروردگارا برون آر ما را تا بکنیم کرداری شایسته جز آنچه بودیم می‌کردیم آیا عمر ندادیم شما را آنچه یادآور شود در آن آنکه یادآور شود و بیامد شما را ترساننده‌ای پس بچشید که نیست ستمگران را یاوری‌///حال آنکه آنان در آنجا با هم سخت فریاد برمی‌آورند: «پروردگارمان! ما را (از این آتشبار) بیرون بیار تا غیر از آنچه می‌کردیم، کار شایسته کنیم.» آیا و مگر شما را آن قدر عمر ندادیم که هر کس باید در آن عبرت گیرد، عبرت گرفته‌؛ حال آنکه برای شما هشداردهنده آمد؟ پس بچشید که برای ستمگران هیچ یاوری نیست. quran_en_fa Verily Allah knows (all) the hidden things of the heavens and the earth: verily He has full knowledge of all that is in (men's) hearts. یقینا خدا دانای غیب آسمان‌ها و زمین است و بی تردید به نیات و اسرار سینه‌ها آگاه است.///یقینا خدا دانای غیب آسمان‌ها و زمین است و بی تردید به نیات و اسرار سینه‌ها آگاه است.///خدا، داناى نهان آسمانها و زمین است و او به آنچه در دلهاست آگاه است.///خداست که داناى نهان آسمان‌ها و زمین است، و اوست که به راز دل‌ها آگاه است///خدا [ست که‌] داناى نهان آسمانها و زمین است، و اوست که به راز دلها داناست.///خداوند به نهان آسمان‌ها و زمین آگاه است. بی‌شک او به راز دل‌ها داناست.///خدا به اسرار غیب آسمانها و زمین داناست و به افکار و اندیشه دلها هم کاملا آگاه است.///بی‌گمان خداوند دانای نهانیهای آسمانها و زمین است، او دانای راز دلهاست‌///خداوند از غیب آسمانها و زمین آگاه است، و آنچه را در درون دلهاست می‌داند!///همانا خدا است داننده نهان آسمانها و زمین همانا او است دانا بدانچه در سینه‌ها است‌///بی‌گمان خدا (ست که) دانای نهان آسمان‌ها و زمین است. به‌راستی اوست که به راز ذاتی سینه‌ها بسی داناست. quran_en_fa He it is That has made you inheritors in the earth: if, then, any do reject (Allah), their rejection (works) against themselves: their rejection but adds to the odium for the Unbelievers in the sight of their Lord: their rejection but adds to (their own) undoing. او کسی است که شما را در زمین جانشینان [دیگران] قرار داد. پس کسی که کافر شود کفرش به زیان خود اوست، و کافران را کفرشان نزد پروردگارشان جز دشمنی و خشم نمی‌افزاید، و کافران را کفرشان جز خسارت اضافه نمی‌کند.///او کسی است که شما را در زمین جانشینان [دیگران] قرار داد. پس کسی که کافر شود کفرش به زیان خود اوست، و کافران را کفرشان نزد پروردگارشان جز دشمنی و خشم نمی‌افزاید، و کافران را کفرشان جز خسارت اضافه نمی‌کند.///اوست که شما را در روى زمین جانشین پیشینیان کرد. پس هر کس که ناسپاسى کند، ناسپاسى‌اش بر زیان اوست، و کفر کافران جز بر دشمنى پروردگارشان با آنها، نیفزاید. نیز کفر کافران جز به خسرانشان نیفزاید.///اوست که شما را در این سرزمین جانشین گردانید. پس هر که کافر شود کفرش به زیان اوست، و کافران را کفرشان جز خشم و بیزارى نزد پروردگارشان نمى‌افزاید، و کافران را کفرشان غیر از زیان نمى‌افزاید///اوست آن کس که شما را در این سرزمین جانشین گردانید. پس هر کس کفر ورزد کفرش به زیان اوست، و کافران را کفرشان جز دشمنى نزد پروردگارشان نمى‌افزاید، و کافران را کفرشان غیر از زیان نمى‌افزاید.///اوست که شما را در زمین جانشینان [پیشینیان] قرار داد؛ پس هر کس کفر ورزد، کفرش به زیان [خود] اوست. و کفر کافران نزد پروردگارشان جز دشمنى و خشم نمى‌افزاید. و کفر کافران جز بر زیانشان نمى‌افزاید.///اوست خدایی که شما را در زمین جانشین (امم گذشته) قرار داد، اینک هر کس کافر شود زیان کفر بر خود اوست و کفر کافران نزد خدایشان چیزی جز خشم و غضب حق بر آنان نیفزاید و کفر کافران چیزی جز خسارت و زیان بر آنها نخواهد افزود.///او کسی است که شما را در این سرزمین جانشینان [پیشینیان‌] ساخت، پس هر کس کفر ورزد، کفرش به زیان اوست، و کافران را کفرشان در نزد خداوند جز نفرت نیفزاید، و کافران را کفرشان جز زیان نیفزاید///اوست که شما را جانشینانی در زمین قرار داد؛ هر کس کافر شود، کفر او به زیان خودش خواهد بود، و کافران را کفرشان جز خشم و غضب در نزد پروردگار چیزی نمی‌افزاید، و (نیز) کفرشان جز زیان و خسران چیزی بر آنها اضافه نمی‌کند!///او است آنکه گردانید شما را جانشینانی در زمین پس آنکو کفر ورزد بر او است کفرش و نیفزاید کافران را کفرشان نزد پروردگارشان مگر خشمی و نیفزاید کافران را کفرشان مگر زیانی‌///اوست کسی که شما را در سرزمین جانشینان (گذشتگان و یکدیگر) گردانید. پس هر کس کفر ورزد در نتیجه کفرش به زیان خود اوست و کافران را کفرشان جز دشمنی‌ای نزد پروردگارشان نمی‌افزاید و کافران را کفرشان غیر از زیانی نمی‌افزاید. quran_en_fa Say: "Have ye seen (these) 'Partners' of yours whom ye call upon besides Allah? Show Me what it is they have created in the (wide) earth. Or have they a share in the heavens? Or have We given them a Book from which they (can derive) clear (evidence)?- Nay, the wrong-doers promise each other nothing but delusions. بگو: از [قدرت و تدبیر] معبودانتان که به جای خدا می‌پرستید، مرا خبر دهید، به من نشان دهید که چه چیزی از زمین را آفریده‌اند یا اینکه شرکتی [با خدا] در آفرینش آسمان‌ها دارند، یا به آنان کتابی داده‌ایم که از آن [بر حقانیت اعتقاد و ادعای خود] دلیل و برهانی دارند؟ [چنین نیست] بلکه ستمکاران یکدیگر را جز از روی فریب وعده نمی‌دهند.///بگو: از [قدرت و تدبیر] معبودانتان که به جای خدا می‌پرستید، مرا خبر دهید، به من نشان دهید که چه چیزی از زمین را آفریده‌اند یا اینکه شرکتی [با خدا] در آفرینش آسمان‌ها دارند، یا به آنان کتابی داده‌ایم که از آن [بر حقانیت اعتقاد و ادعای خود] دلیل و برهانی دارند؟ [چنین نیست] بلکه ستمکاران یکدیگر را جز از روی فریب وعده نمی‌دهند.///بگو: آن شریکانى را که به جاى خداى یکتا مى‌خواندید، دیدید؟ به من بنمایید که از این زمین چه چیز را آفریده‌اند؟ یا در آفرینش آسمان چه مشارکتى داشته‌اند؟ آیا بر آنها کتابى فرستاده‌ایم که آن را حجت خود سازند؟ نه، ستمکاران به یکدیگر جز فریب وعده‌اى نمى‌دهند.///بگو: به من خبر دهید از شریکان خودتان که به جاى خدا مى‌خوانید به من نشان دهید که چه چیزى از زمین را آفریده‌اند، و یا آنها را در [کار] آسمان‌ها مشارکتى است، یا به ایشان کتابى داده‌ایم که از آن دلیلى بر [حقانیت‌] خود دارند؟ [هیچ کدام نیست‌] بلکه ستمکارا///بگو: «به من خبر دهید از شریکان خودتان که به جاى خدا مى‌خوانید؛ به من نشان دهید که چه چیزى از زمین را آفریده‌اند؟ یا آنان در [کار] آسمانها همکارى داشته‌اند؟ یا به ایشان کتابى داده‌ایم که دلیلى بر [حقانیت‌] خود از آن دارند؟» [نه،] بلکه ستمکاران جز فریب به یکدیگر وعده نمى‌دهند.///بگو: «آیا شریکان خویش را که به جاى خداوند مى‌خوانید، دیده‌اید؟ به من نشان دهید که چه چیزى را از زمین آفریده‌اند، یا در [آفرینش] آسمان‌ها چه مشارکتى داشته‌اند؟» یا به آنان کتابى داده‌ایم که ایشان، دلیل و حجتى از آن بر شرک خود دارند؟ بلکه ستمکاران تنها وعده‌های فریبنده به یکدیگر مى‌دهند.///(ای رسول ما، مشرکان را) بگو: شما که خدای یگانه را رها کرده و بتان را شریک خدا می‌خوانید با من بگویید و نشان دهید که این بتان چه چیزی از زمین آفریده‌اند؟ یا آیا شرکتی در خلقت آسمانها (با خدا) داشته‌اند؟ یا کتابی به آنها داده‌ایم که (بر عقیده شرک خود) از آن برهانی آرند؟ (هیچ یک از اینها نیست) بلکه ستمکاران مشرک را حجتی جز وعده دروغی که به آن یکدیگر را می‌فریبند چیزی در دست نیست.///بگو آیا شریکانی را که به جای خداوند قائلید نگریسته‌اید، به من بنمایانید چه چیزی را در زمین آفریده‌اند؟، یا آیا در [آفرینش‌] آسمانها شرکتی داشته‌اند؟ یا آیا به آنان کتابی داده‌ایم که ایشان بر مبنای آن حجتی [در دست‌] دارند؟ حق این است که ستمکاران [مشرک‌] به یکدیگر وعده‌ای جز فریب نمی‌دهند///بگو: «این معبودانی را که جز خدا می‌خوانید به من نشان دهید چه چیزی از زمین را آفریده‌اند، یا اینکه شرکتی در (آفرینش و مالکیت) آسمانها دارند؟! یا به آنان کتابی (آسمانی) داده‌ایم و دلیلی از آن برای (شرک) خود دارند؟!» نه هیچ یک از اینها نیست، ظالمان فقط وعده‌های دروغین به یکدیگر می‌دهند!///بگو آیا دیدید شریکان خویش را که خوانید جز خدا بنمایانیدم چه چیز آفریدند از زمین یا آنان را است شرکتی در آسمانها یا دادیم بدیشان کتابی پس ایشانند بر روشنائی (یا نشانی) از آن بلکه وعده نمی‌دهند ستمگران برخی از ایشان برخی را جز فریب‌///بگو: «آیا شریکان خودتان را دیدید: کسانی را که به جای خدا می‌خوانید؛ به من نشان دهید چه چیزی از زمین را آفریدند؟ یا آنان در (سازمان) آسمان‌ها (با خدا) همکاری داشته‌اند؟ یا به ایشان کتابی دادیم، پس آنان دلیلی روشن بر (حقانیت) خود از آن دارند؟» (نه،) بلکه ستمکاران جز فریبی به یکدیگر، وعده نمی‌دهند. quran_en_fa It is Allah Who sustains the heavens and the earth, lest they cease (to function): and if they should fail, there is none - not one - can sustain them thereafter: Verily He is Most Forbearing, Oft-Forgiving. یقینا خدا آسمان‌ها و زمین را از اینکه از جای خود منحرف شوند [و فرو ریزند] نگه می‌دارد. و اگر منحرف شوند هیچ کس بعد از او نمی‌تواند نگاهشان دارد؛ مسلما خدا همواره بردبار و بسیار آمرزنده است.///یقینا خدا آسمان‌ها و زمین را از اینکه از جای خود منحرف شوند [و فرو ریزند] نگه می‌دارد. و اگر منحرف شوند هیچ کس بعد از او نمی‌تواند نگاهشان دارد؛ مسلما خدا همواره بردبار و بسیار آمرزنده است.///خدا آسمانها و زمین را نگه مى‌دارد تا زوال نیابند؛ و اگر به زوال گرایند، هیچ یک از شما -جز او- نمى‌تواند آنها را نگه دارد. هر آینه خدا بردبار و آمرزنده است.///همانا خدا آسمان‌ها و زمین را نگاه مى‌دارد که فرو نریزند، و اگر [به اذن او] فرو ریختند، بعد از او هیچ کس آنها را نگاه نمى‌دارد. اوست بردبار آمرزنده///همانا خدا آسمانها و زمین را نگاه مى‌دارد تا نیفتند، و اگر بیفتند بعد از او هیچ کس آنها را نگاه نمى‌دارد؛ اوست بردبار آمرزنده.///خداوند آسمان‌ها و زمین را نگاه مى‌دارد تا از نظام [و مدار] خود منحرف نشوند. و اگر منحرف گردند، کسی جز او نمى‌تواند آنها را نگاه دارد. البته او بردبار و آمرزنده است.///محققا خدا آسمانها و زمین را از اینکه از جای خود بلغزند نگاه می‌دارد، و اگر رو به لغزش و انحراف از مسیر خود نهند گذشته از او هیچ کس آنها را محفوظ نتواند داشت، (و بدانید) که خدا (بر کفر و گناه خلق) بسیار بردبار و آمرزنده است.///بی‌گمان خداوند آسمانها و زمین را از زوال نگه می‌دارد، و اگر بخواهند زوال یابند هیچ کس جز او نگاهشان نمی‌دارد، او بردبار آمرزگار است‌///خداوند آسمانها و زمین را نگاه می‌دارد تا از نظام خود منحرف نشوند؛ و هرگاه منحرف گردند، کسی جز او نمی‌تواند آنها را نگاه دارد، او بردبار و غفور است!///همانا خدا نگهدارد آسمانها و زمین را از آنکه بیفتند و اگر بیفتند نگه ندارد آنها را کسی پس از او همانا او است بردبار آمرزگار///خدا همانا آسمان‌ها و زمین را (همی) نگاه می‌دارد تا (در فضا و بر یکدیگر) فرو نیفتند و اگر فرو افتند بعد از او هیچ کس آنها را نگه نمی‌دارد. همانا او بسی بردبار بسیار پوشنده (ی گناهان و …) بوده است. quran_en_fa They swore their strongest oaths by Allah that if a warner came to them, they would follow his guidance better than any (other) of the Peoples: But when a warner came to them, it has only increased their flight (from righteousness),- و [مشرکان] با سخت‌ترین سوگندهایشان به خدا سوگند خوردند که اگر بیم دهنده‌ای به سوی آنان آید هدایت یافته‌ترین‌ها خواهند بود، پس چون [پیامبری] بیم دهنده برای آنان آمد، آنان را [دعوت او] جز نفرت و دوری از هدایت نیفزود.///و [مشرکان] با سخت‌ترین سوگندهایشان به خدا سوگند خوردند که اگر بیم دهنده‌ای به سوی آنان آید هدایت یافته‌ترین‌ها خواهند بود، پس چون [پیامبری] بیم دهنده برای آنان آمد، آنان را [دعوت او] جز نفرت و دوری از هدایت نیفزود.///به خدا قسمهاى سخت خوردند که اگر بیم‌دهنده‌اى بیاید بهتر از هر امت دیگر هدایت یابند. ولى چون بیم‌دهنده‌اى آمد، جز نفرتشان نیفزود؛///و [مشرکان‌] با سوگندهاى سخت خود به خدا سوگند یاد کردند که اگر بیم رسانى براى آنها بیاید، قطعا راه یافته‌تر از هر امتى خواهند بود، ولى چون بیم‌رسانى برایشان آمد، جز بر رمیدنشان نیفزود///و با سوگندهاى سخت خود به خدا سوگند یاد کردند که اگر هرآینه هشداردهنده‌اى براى آنان بیاید، قطعا از هر یک از امتها [ى دیگر] راه‌یافته‌تر شوند، و [لى‌] چون هشداردهنده‌اى براى ایشان آمد، جز بر نفرتشان نیفزود.///و [مشرکان] با سخت‌ترین قسم‌ها، به خدا سوگند یاد کردند که اگر هشداردهنده‌اى به سراغشان بیاید، از هر یک از امت‌هاى دیگر هدایت‌یافته‌تر شوند؛ پس همین که هشداردهنده‌اى برایشان آمد، جز نفرت [از حق] چیزى بر آنان نیفزود.///و (مشرکان عرب) محکم‌ترین قسم به نام خدا یاد می‌کردند که اگر بیم کننده‌ای از جانب خدا برای (هدایت) آنها بیاید از هر یک از امم (یهود و نصاری زودتر و) بهتر هدایت یابند. و آن گاه که بیم کننده‌ای آمد بر آنها چیزی جز مخالفت و نفرت نیفزود.///و سخت‌ترین سوگندهایشان را به [نام‌] خدا یاد کنند که اگر [پیامبر] هشداردهنده‌ای به نزد آنان می‌آمد، از هر یک از امتها [یهود و نصارا] رهیافته‌تر می‌شدند، و چون هشداردهنده‌ای به نزدشان آمد، جز بر گریزشان نیفزود///آنان با نهایت تأکید به خدا سوگند خوردند که اگر پیامبری انذارکننده به سراغشان آید، هدایت یافته‌ترین امتها خواهند بود؛ اما چون پیامبری برای آنان آمد، جز فرار و فاصله‌گرفتن از (حق) چیزی بر آنها نیفزود!///و سوگند یاد کردند به خدا سخت‌ترین سوگندان خویش را که اگر بیایدشان ترساننده‌ای هر آینه باشند راه یابنده‌تر از یکی از امتها پس هنگامی که بیامدشان ترساننده‌ای نیفزود ایشان را جز رمیدنی (نفرتی)///و با سوگندهای سخت خود به خدا سوگند یاد کردند: اگر به‌راستی هشداردهنده‌ای برایشان بیاید، بی‌گمان از هر یک از امت‌ها (ی دیگر) به‌درستی راه‌یافته‌تر شوند. پس چون هشداردهنده‌ای برای ایشان آمد، جز بر نفرت شدیدشان نیفزود. quran_en_fa On account of their arrogance in the land and their plotting of Evil, but the plotting of Evil will hem in only the authors thereof. Now are they but looking for the way the ancients were dealt with? But no change wilt thou find in Allah's way (of dealing): no turning off wilt thou find in Allah's way (of dealing). این نفرت به سبب گردن کشی و تکبر آنان در زمین و نیرنگ زشتشان بود؛ و نیرنگ زشت جز اهلش را احاطه نمی‌کند. پس آیا جز سنت [جاری شده در] پیشینیان را [که هلاکتشان به سبب تکبرشان بود] انتظار دارند؟ پس هرگز برای سنت خدا تبدیلی نمی‌یابی، و هرگز برای سنت خدا دگرگونی نخواهی یافت.///این نفرت به سبب گردن کشی و تکبر آنان در زمین و نیرنگ زشتشان بود؛ و نیرنگ زشت جز اهلش را احاطه نمی‌کند. پس آیا جز سنت [جاری شده در] پیشینیان را [که هلاکتشان به سبب تکبرشان بود] انتظار دارند؟ پس هرگز برای سنت خدا تبدیلی نمی‌یابی، و هرگز برای سنت خدا دگرگونی نخواهی یافت.///به سرکشى در زمین و نیرنگهاى بد. و این نیرنگهاى بد جز نیرنگبازان را در بر نگیرد. آیا جز سنتى که بر گذشتگان رفته است منتظر چیز دیگرى هستند؟ در سنت خدا هیچ تبدیلى نمى‌یابى و در سنت خدا هیچ تغییرى نمى‌یابى.///[زیرا انگیزه‌ى آنها] گردنکشى در زمین و نیرنگ زشت بود، و نیرنگ زشت جز دامن صاحبش را نگیرد. پس آیا جز سنت [و سرنوشت شوم‌] پیشینیان را انتظار مى‌برند؟ و هرگز براى سنت خدا تبدیلى نخواهى یافت، و هرگز براى سنت خدا دگرگونى نخواهى یافت/// [انگیزه‌] این کارشان فقط گردنکشى در [روى‌] زمین و نیرنگ زشت بود، و نیرنگ زشت جز [دامن‌] صاحبش را نگیرد. پس آیا جز سنت [و سرنوشت شوم‌] پیشینیان را انتظار مى‌برند؟ و هرگز براى سنت خدا دگرگونى نخواهى یافت.///[نفرت آنان از حق] به خاطر گردن‌کشی در زمین و نیرنگ بدشان بود. و نیرنگ بد، جز اهلش را فرا نگیرد، پس آیا جز سنت [خداوند در مورد] پیشینیان را انتظار دارند؟ با آن که براى سنت و قانون الهى هرگز جایگزینى نخواهى یافت. و هرگز براى سنت و شیوه‌ی الهى تغییرى نخواهى یافت.///بدین جهت که می‌خواستند در زمین تکبر و گردنکشی کنند و مکر در اعمال بد اندیشند، و مکر زشت و فکر بدکاری جز بر صاحبش احاطه نکند، پس آیا اینان جز آنکه به طریقه امم گذشته هلاک شوند انتظاری دارند؟ و طریقه خدا (در هلاک بداندیشان) را هرگز مبدل نخواهی یافت و طریقه حق (و سنت الهی) را هرگز تغییر پذیر نخواهی یافت.///و این از سر استکبار در این سرزمین و بدسگالی بود، و بدسگالی جز به صاحب آن باز نمی‌گردد، آیا جز سنت پیشینیان را انتظار می‌کشند؟ پس هرگز در سنت الهی تبدیلی نمی‌یابی، و هرگز در سنت الهی تغییری نمی‌یابی‌///اینها همه بخاطر استکبار در زمین و نیرنگهای بدشان بود؛ اما این نیرنگها تنها دامان صاحبانش را می‌گیرد؛ آیا آنها چیزی جز سنت پیشینیان و (عذابهای دردناک آنان) را انتظار دارند؟! هرگز برای سنت خدا تبدیل نخواهی یافت، و هرگز برای سنت الهی تغییری نمی‌یابی!///برتری‌جستنی در زمین و نیرنگ زشت و فرود نیاید نیرنگ زشت جز به اهلش پس آیا جز شیوه پیشینیان را منتظرند که هرگز نیابی شیوه خدا را دگرگونی و نه هرگز یابی شیوه خدا را بازگشتنی‌///(این) در حال استکبار و گردنکشی در زمین و نیرنگ زشتشان بود، و نیرنگ زشت جز (دامن) صاحبش را برنگیرد. پس آیا جز سنت (و سرنوشت شوم) پیشینیان را می‌نگرند و انتظار می‌برند؟ پس هرگز برای سنت خدا تبدیلی نتوانی یافت، و هرگز برای سنت خدا تحویلی نتوانی یافت. quran_en_fa Do they not travel through the earth, and see what was the End of those before them,- though they were superior to them in strength? Nor is Allah to be frustrated by anything whatever in the heavens or on earth: for He is All-Knowing. All-Powerful. آیا در زمین گردش نکردند تا بنگرند سرانجام کسانی که پیش از اینان زندگی می‌کردند و از اینان نیرومندتر بودند چگونه بود؟ و هیچ چیز در آسمان‌ها و زمین نیست که بتواند خدا را عاجز کند [تا از دسترس قدرت او بیرون رود]؛ زیرا او همواره دانا و تواناست.///آیا در زمین گردش نکردند تا بنگرند سرانجام کسانی که پیش از اینان زندگی می‌کردند و از اینان نیرومندتر بودند چگونه بود؟ و هیچ چیز در آسمان‌ها و زمین نیست که بتواند خدا را عاجز کند [تا از دسترس قدرت او بیرون رود]؛ زیرا او همواره دانا و تواناست.///آیا در زمین نمى‌گردند تا ببینند که عاقبت مردمى که پیش از آنها بوده‌اند و نیرویى بیشتر داشته‌اند به کجا کشید؟ هیچ چیز در آسمانها و زمین نیست که خدا را ناتوان سازد. زیرا او دانا و تواناست.///آیا در زمین نگردیدند تا عاقبت [کار] کسانى را که پیش از ایشان بودند و نیرومندتر از آنها بودند بنگرند؟ و هیچ چیز، نه در آسمان‌ها و نه در زمین خدا را ناتوان نمى‌سازد، چرا که او داناى تواناست///آیا در زمین نگردیده‌اند تا فرجام [کار] کسانى را که پیش از ایشان [زیسته‌] و نیرومندتر از ایشان بودند بنگرند؟ و هیچ چیز، نه در آسمانها و نه در زمین، خدا را درمانده نکرده است، چرا که او همواره داناى تواناست.///آیا در زمین نگشتند تا ببینند سرانجام کسانى که پیش از ایشان بودند و قدرتشان بیش از آنان بود، چه شد؟ و هیچ چیز در آسمان‌ها و زمین نیست که خداوند را درمانده کند. البته او همواره آگاه و تواناست.///آیا این مردم در روی زمین سیر نکردند تا عاقبت کار ستمکاران پیش از خود را که نیرو و اقتدارشان هم بسیار بیش از اینان بود (به دیده عبرت) بنگرند که چگونه شد؟ و هیچ موجودی در آسمانها و زمین از قدرت خدا نتواند کاست، که همانا خدا در ازل و ابد عالم قادر مطلق است..///آیا در زمین سیر و سفر نکرده‌اند که بنگرند سرانجام کسانی که پیش از ایشان بودند و از ایشان نیرومندتر بودند، چگونه بوده است؟ و هیچ چیز در آسمانها و زمین از [حیطه قدرت‌] خداوند نتواند گریخت، چرا که او دانای تواناست‌///آیا آنان در زمین نگشتند تا ببینند عاقبت کسانی که پیش از آنها بودند چگونه بود؟! همانها که از اینان قویتر (و نیرومندتر) بودند؛ نه چیزی در آسمانها و نه چیزی در زمین از حوزه قدرت او بیرون نخواهد رفت؛ او دانا و تواناست!///آیا نگشتند در زمین تا بنگرند چگونه بود فرجام آنان که پیش از ایشان بودند بودند سخت‌تر از ایشان در نیرو و نبود خدا به عجزآرنده او چیزی در آسمانها و نه در زمین همانا او است دانای توانا///آیا و در زمین نگردیدند، تا فرجام (کار) کسانی را که پیش از ایشان (زیسته) و نیرومندتر از ایشان (هم) بوده‌اند بنگرند؟ و خدا (چنان) نبوده است که چیزی در آسمان‌ها و زمین او را عاجز کند. همانا او بسی دانا و بسیار توانا بوده است. quran_en_fa If Allah were to punish men according to what they deserve. He would not leave on the back of the (earth) a single living creature: but He gives them respite for a stated Term: when their Term expires, verily Allah has in His sight all His Servants. اگر خدا مردم را به کیفر گناهانشان مجازات می‌کرد، هیچ جنبنده‌ای را بر پشت زمین وا نمی‌گذاشت؛ ولی آنان را تا سرآمدی معین مهلت می‌دهد، پس هنگامی که اجلشان فرا رسد [آنان را در قیامت مجازات خواهد کرد]؛ بی تردید خدا [به احوال] بندگانش بیناست.///اگر خدا مردم را به کیفر گناهانشان مجازات می‌کرد، هیچ جنبنده‌ای را بر پشت زمین وا نمی‌گذاشت؛ ولی آنان را تا سرآمدی معین مهلت می‌دهد، پس هنگامی که اجلشان فرا رسد [آنان را در قیامت مجازات خواهد کرد]؛ بی تردید خدا [به احوال] بندگانش بیناست.///و اگر خدا بخواهد مردم را به سبب کارهایى که کرده‌اند بازخواست کند، بر روى زمین هیچ جنبنده‌اى باقى نگذارد. ولى آنها را تا زمانى معین مهلت مى‌دهد و چون مدتشان به سر آمد، به اعمال بندگان خویش آگاه است.///و اگر خدا مردم را به [سزاى‌] آنچه انجام داده‌اند مؤاخذه مى‌کرد، هیچ جنبنده‌اى را روى زمین باقى نمى‌گذاشت ولى تا مدتى معین مهلتشان مى‌دهد، و چون اجلشان فرا رسید، خدا به [کار] بندگانش بیناست///و اگر خدا مردم را به [سزاى‌] آنچه انجام داده‌اند مؤاخذه مى‌کرد، هیچ جنبنده‌اى را بر پشت زمین باقى نمى‌گذاشت؛ ولى تا مدتى معین مهلتشان مى‌دهد، و چون اجلشان فرا رسد خدا به [کار] بندگانش بیناست.///و اگر خداوند مردم را به سزاى آنچه کرده‌اند، بازخواست نماید، هیچ جنبنده‌اى روى زمین باقى نمى‌ماند؛ ولى مردم را تا مدتى معین مهلت می‌دهد [تا خود را اصلاح کنند]، پس همین که مدتشان سر آمد، [آنان را بازخواست مى‌کند.] پس به راستی خداوند به [احوال] بندگان خود بیناست.///و اگر خدا از کردار زشت خلق مؤاخذه کند در پشت زمین هیچ جنبنده‌ای باقی نگذارد و لیکن (کیفر) خلق را به تأخیر می‌افکند تا به وقت معین (که حکمتش اقتضا کند) و چون هنگام اجل آنان فرا رسد خدا به احوال بندگانش کاملا بیناست (و مقدار مجازات و عفو هر کسی را می‌داند).///و اگر خداوند مردمان را به خاطر کار و کردار [ناروای‌] آنان فرو می‌گرفت، هیچ جانوری را بر پشت آن [زمین‌] باقی نمی‌گذارد، ولی ایشان را تا سرآمدی معین باز پس می‌دارد، و چون اجلشان فرارسد، آنگاه خداوند در حق بندگانش بیناست‌///اگر خداوند مردم را به سبب کارهایی که انجام داده‌اند مجازات کند، جنبنده‌ای را بر پشت زمین باقی نخواهد گذاشت! ولی (به لطفش) آنها را تا سرآمد معینی تأخیر می‌اندازد (و مهلت اصلاح می‌دهد) اما هنگامی که اجل آنان فرا رسد، (خداوند هر کس را به مقتضای عملش جزا می‌دهد) او نسبت به بندگانش بیناست (و از اعمال و نیات همه آگاه است)!///و اگر بگیرد خدا مردم را بدانچه فراهم کردند نگذارد بر پشت آن جنبنده‌ای لیکن پس اندازدشان تا سرآمدی نامبرده پس گاهی که بیاید سرآمدشان همانا خدا است به بندگان خویش بینا///و اگر خدا مردم را به (سزای) آنچه انجام داده‌اند (اینجا) مؤاخذه کند، هیچ جنبنده‌ای را بر پشت زمین باقی نگذارد؛ ولی تا مدتی معین مهلتشان می‌دهد و چون اجلشان فرا رسد، همانا خدا به بندگانش بینا بوده است. quran_en_fa Ya Sin. یس///یس///یا، سین.///یا، سین///یس‌ [/یاسین‌]///یاسین!///یس (ای سید رسولان و ای کاملترین انسان)///یس [یاسین‌]///یس.///یس‌///یس‌. quran_en_fa By the Qur'an, full of Wisdom,- سوگند به قرآن کریم،///سوگند به قرآن کریم،///سوگند به قرآن حکمت‌آمیز،///سوگند به قرآن حکیم///سوگند به قرآن حکمت‌آموز،///سوگند به قرآن [محکم و] حکمت‌آموز،///قسم به قرآن حکمت بیان.///سوگند به قرآن حکمت‌آموز///سوگند به قرآن حکیم.///سوگند به قرآن استوار///سوگند به قرآن سرشار از (هرگونه) حکمت [: پیوند شایسته‌ی گسسته‌ها]. quran_en_fa Thou art indeed one of the messengers, که بی تردید تو از فرستادگانی،///که بی تردید تو از فرستادگانی،///که تو از پیامبران هستى،///که قطعا تو از پیامبرانى///که قطعا تو از [جمله‌] پیامبرانى،///که همانا تو از پیامبرانى،///که تو البته از پیمبران خدایی.///که تو از پیامبرانی‌///که تو قطعا از رسولان (خداوند) هستی،///که توئی همانا از فرستادگان‌///همانا تو همواره از (جمله‌ی) پیامبرانی؛ quran_en_fa On a Straight Way. بر راهی راست [قرار داری.]///بر راهی راست [قرار داری.]///بر راهى راست.///بر راهى راست///بر راهى راست!///[و] بر راه راست هستى.///که به راهی راست فرستاده شدی.///بر راهی راست‌///بر راهی راست (قرار داری)؛///بر راهی راست‌///بر راهی راست چیره و استواری! quran_en_fa It is a Revelation sent down by (Him), the Exalted in Might, Most Merciful. [قرآن] نازل شده توانای شکست ناپذیر و مهربان است.///[قرآن] نازل شده توانای شکست ناپذیر و مهربان است.///قرآن از جانب آن پیروزمند مهربان، نازل شده‌///[و این قرآن‌] نازل شده‌ى آن عزیز مهربان است/// [و کتابت‌] از جانب آن عزیز مهربان نازل شده است،///[قرآن] از جانب خداوند قادر مهربان نازل شده است.///(این قرآن تو کتابی است که) از جانب خدای مقتدر مهربان نازل شده است.///[این کتاب‌] فرو فرستاده [خداوند] پیروزمند مهربان است‌///این قرآنی است که از سوی خداوند عزیز و رحیم نازل شده است‌///فرستادن خداوند عزیز مهربان‌///(قرآنی را که) فروفرستاده‌ای از جانب (آن) عزیز رحمتگر بر ویژگان است‌؛ quran_en_fa In order that thou mayest admonish a people, whose fathers had received no admonition, and who therefore remain heedless (of the Signs of Allah). تا مردمی را بیم دهی که پدرانشان را بیم نداده‌اند و به این علت [از حقایق] بی خبرند.///تا مردمی را بیم دهی که پدرانشان را بیم نداده‌اند و به این علت [از حقایق] بی خبرند.///تا مردمى را بیم دهى که پدرانشان بیم داده نشدند و در بى خبرى بودند.///تا مردمى را بیم دهى که پدرانشان بیم داده نشدند و از این رو ناآگاهند///تا قومى را که پدرانشان بیم‌داده نشدند و در غفلت ماندند، بیم دهى.///تا مردمی را بیم دهی که پدرانشان بیم داده نشده‌اند، از این رو [از حقایق] غافلند.///تا قومی که پدرانشان به کتب آسمانی پیشین بیم داده (و وعظ و اندرز) شدند تو هم خود آنها را (به این قرآن) بیم دهی (و از قهر حق بترسانی) که ایشان سخت غافلند.///تا قومی را که پدرانشان هشدار نیافته بودند، و خود غافلند، هشدار دهی‌///تا قومی را بیم دهی که پدرانشان انذار نشدند، از این رو آنان غافلند!///تا بیم دهی قومی را که بیم‌داده نشدند پدران ایشان پس آنانند ناآگاهان‌///تا قومی را هشدار دهی که پدرانشان هشدار داده نشدند. پس آنان (همچنان) در (ژرفای) غفلتند. quran_en_fa The Word is proved true against the greater part of them: for they do not believe. یقینا فرمان عذاب بر بیشترشان محقق و ثابت شده است، به این سبب ایمان نمی‌آورند.///یقینا فرمان عذاب بر بیشترشان محقق و ثابت شده است، به این سبب ایمان نمی‌آورند.///وعده خدا در باره بیشترشان تحقق یافته و ایمان نمى‌آورند.///[چون نپذیرفتند] وعده‌ى عذاب بى‌شک در باره‌ى اکثرشان تثبیت شد، پس ایمان نخواهند آورد///آرى، گفته [خدا] در باره بیشترشان محقق گردیده است، در نتیجه آنها نخواهند گروید.///به یقین فرمان [عذاب] بر بیشتر آنان سزاوار گشته است، پس ایشان ایمان نمى‌آورند.///البته وعده عذاب ما بر اکثر آنان حتمی و لازم گردید از این رو ایمان نمی‌آورند.///به راستی که حکم [عذاب‌] بر بیشترینه آنان تحقق یافته است و ایشان ایمان نمی‌آورند///فرمان (الهی) درباره بیشتر آنها تحقق یافته، به همین جهت ایمان نمی‌آورند!///همانا راست آمد (یا فرود آمد) سخن بر بیشتر ایشان پس ایشان ایمان نمی‌آرند///بی‌چون، گفته‌ی (خدا) بی‌گمان به زیان بیشترشان محقق گردیده است. پس ایشان ایمان نمی‌آورند. quran_en_fa We have put yokes round their necks right up to their chins, so that their heads are forced up (and they cannot see). مسلما ما غل هایی بر گردنشان نهاده‌ایم که تا چانه هایشان قرار دارد به طوری که سرهایشان بالا مانده است،///مسلما ما غل هایی بر گردنشان نهاده‌ایم که تا چانه هایشان قرار دارد به طوری که سرهایشان بالا مانده است،///و ما بر گردنهایشان تا زنخها غلها نهادیم، چنان که سرهایشان به بالاست و پایین‌آوردن نتوانند.///ما در گردن‌هاى آنها، تا چانه‌هایشان، غل‌هایى نهاده‌ایم، به طورى که سرهایشان را بالا نگه داشته‌اند [که زیر پایشان را نتوانند دید]///ما در گردنهاى آنان، تا چانه‌هایشان، غلهایى نهاده‌ایم، به طورى که سرهایشان را بالا نگاه داشته و دیده فرو هشته‌اند.///ما در گردن‌هاى آنان غل‌هایى قرار دادیم که تا چانه‌هایشان را مى‌پوشاند. چنان که سرهاى آنان بالا مانده است.///ما هم بر گردن آنها تا زنخ زنجیرهای عذاب نهادیم در حالی که (از جهل و عناد مانند شتر) سر بلند کرده و چشم بر بسته‌اند.///ما بر گردنهایشان غفلهایی نهاده‌ایم تا [دستانشان را بسته است به گردنها و] چانه‌هایشان و ایشان سرهایشان به بالا و نگاهشان به پایین است‌///ما در گردنهای آنان غلهایی قرار دادیم که تا چانه‌ها ادامه دارد و سرهای آنان را به بالا نگاه داشته است!///همانا نهادیم در گردنهای ایشان زنجیرهائی پس دستهایشان بسوی چانه‌ها است پس ایشانند لگام زدگان (سر به بالا نگاه‌داشتگان)///ما همواره در گردن‌هایشان، (گردن‌گیرها و) غل‌هایی نهادیم. پس آنها تا چانه‌هایشان است. پس هم‌اینان (با چشم‌های بسته از روی شرمساری) گردن‌هاشان بسته و در بند و زنجیر بلند و راستاست. quran_en_fa And We have put a bar in front of them and a bar behind them, and further, We have covered them up; so that they cannot see. و از پیش رویشان حایلی و از پشت سرشان [نیز] حایلی قرار داده‌ایم، و به صورت فراگیر دیدگانشان را فرو پوشانده‌ایم، به این خاطر حقایق را نمی‌بینند،///و از پیش رویشان حایلی و از پشت سرشان [نیز] حایلی قرار داده‌ایم، و به صورت فراگیر دیدگانشان را فرو پوشانده‌ایم، به این خاطر حقایق را نمی‌بینند،///در برابرشان دیوارى کشیدیم و در پشت سرشان دیوارى. و بر چشمانشان نیز پرده‌اى افکندیم تا نتوانند دید.///و ما در برابرشان حایلى نهادیم و در پشت سرشان حایلى و بر چشمانشان پرده افکندیم، پس ایشان نمى‌توانند دید///و [ما] فراروى آنها سدى و پشت سرشان سدى نهاده و پرده‌اى بر [چشمان‌] آنان فرو گسترده‌ایم، در نتیجه نمى‌توانند ببینند.///و پیش روى آنان سدى، و پشت سرشان نیز سدى قرار دادیم، و به­طور فراگیر دیدگانشان را پوشاندیم، پس هیچ چیز را نمى‌بینند.///و (راه خیر را) از پیش و پس بر آنها سد کردیم و بر چشم (هوش) شان هم پرده افکندیم پس هیچ (راه حق) نمی‌بینند.///و در پیشاپیش آنان سدی و در پشتشان هم سدی نهاده‌ایم و بر [دیدگان‌] آنان پرده‌ای افکنده‌ایم، لذا نمی‌توانند دید///و در پیش روی آنان سدی قرار دادیم، و در پشت سرشان سدی؛ و چشمانشان را پوشانده‌ایم، لذا نمی‌بینند!///و گذاردیم پیش روی ایشان سدی و از پشت سرشان سدی پس پوشانیدمشان پس ایشان نبینند///و ما فرا روی آنان بی‌گمان سدی و پشت (سر) شان سدی نهادیم. در نتیجه پرده‌ای بر (سراسر وجود) شان فرو گسترده‌ایم. پس اینان (هرگز) نمی‌بینند. quran_en_fa The same is it to them whether thou admonish them or thou do not admonish them: they will not believe. و برای آنان یکسان است چه بیمشان دهی یا بیمشان ندهی، ایمان نمی‌آورند،///و برای آنان یکسان است چه بیمشان دهی یا بیمشان ندهی، ایمان نمی‌آورند،///تفاوتشان نکند، چه آنها را بترسانى و چه نترسانى، ایمان نمى‌آورند.///و تفاوتشان نمى‌کند، چه هشدارشان دهى چه هشدارشان ندهى، ایمان نمى‌آورند///و آنان را چه بیم دهى [و] چه بیم ندهى، به حالشان تفاوت نمى‌کند: نخواهند گروید.///براى آنها یکسان است که هشدارشان بدهى یا هشدارشان ندهى. آنان ایمان نخواهند آورد.///و تو آنها را بترسانی یا نترسانی یکسان است (چون دانسته با حق عناد می‌ورزند) هرگز ایمان نمی‌آورند.///برای ایشان یکسان است چه هشدارشان دهی، چه هشدارشان ندهی، ایشان ایمان نمی‌آورند///برای آنان یکسان است: چه انذارشان کنی یا نکنی، ایمان نمی‌آورند!///و یکسان است بر ایشان چه بترسانیشان یا نترسانیشان ایمان نیارند///و آنان را چه بیم دهی (و) چه بیم ندهی (زیانشان یکسان است): ایمان نخواهند آورد. quran_en_fa Thou canst but admonish such a one as follows the Message and fears the (Lord) Most Gracious, unseen: give such a one, therefore, good tidings, of Forgiveness and a Reward most generous. بیم دادنت فقط برای کسی ثمربخش است که از قرآن پیروی کند و در نهان از خدای رحمان بترسد، پس او را به آمرزش و پاداشی نیکو و باارزش مژده ده.///بیم دادنت فقط برای کسی ثمربخش است که از قرآن پیروی کند و در نهان از خدای رحمان بترسد، پس او را به آمرزش و پاداشی نیکو و باارزش مژده ده.///تنها، تو کسى را بیم مى‌دهى که از قرآن پیروى کند و از خداى رحمان در نهان بترسد. چنین کس را به آمرزش و مزد کرامند مژده بده.///تو فقط کسى را هشدار مى‌دهى که تابع قرآن باشد و از خداى رحمان در نهان بترسد. پس او را به آمرزش و پاداشى بى‌کران نوید ده///بیم دادن تو، تنها کسى را [سودمند] است که کتاب حق را پیروى کند و از [خداى‌] رحمان در نهان بترسد. [چنین کسى را] به آمرزش و پاداشى پر ارزش مژده ده.///تنها کسى را [مى‌توانى] هشدار دهى که از [این قرآن که] ذکر [و مایه‌ی یادآوری است،] پیروى کند و در نهان از [خداى] رحمان بترسد. پس او را به آمرزش و پاداشى پرارزش بشارت ده!///تو تنها کسی را بترسانی و اندرز کنی (و سودمند افتد) که پیرو آیات قرآن شده و از (قهر) خدای مهربان به خلوت و در پنهان می‌ترسد، اینان را به مغفرت خدا و پاداش با لطف و کرم او بشارت ده.///تنها کسی را توانی هشدار داد که از پند [/ کتاب آسمانی‌] پیروی کند و به نادیده از خدای رحمان بهراسد، پس او را به آمرزش و پاداشی ارجمند بشارت ده‌///تو فقط کسی را انذار می‌کنی که از این یادآوری (الهی) پیروی کند و از خداوند رحمان در نهان بترسد؛ چنین کسی را به آمرزش و پاداشی پرارزش بشارت ده!///جز این نیست که می‌ترسانی آن را که پیروی ذکر کند و بترسد خدای مهربان را به نهان پس مژده ده او را به آمرزشی و مزدی گرامی‌///تو تنها کسی را هشدار می‌دهی که این یادواره را پیروی کرد و در پنهانی از خدای رحمان پنهان هراسید. پس او را به پوشش و اجری پرکرامت [: بی‌شمار و پدیدار] نوید ده. quran_en_fa Verily We shall give life to the dead, and We record that which they send before and that which they leave behind, and of all things have We taken account in a clear Book (of evidence). بی تردید ما مردگان را زنده می‌کنیم و آنچه را پیش فرستاده‌اند و [خوبی‌ها و بدی‌های] بر جا مانده از ایشان را ثبت می‌کنیم و همه چیز را در کتابی روشن [که اصل همه کتاب هاست و آن لوح محفوظ است] برشمرده‌ایم.///بی تردید ما مردگان را زنده می‌کنیم و آنچه را پیش فرستاده‌اند و [خوبی‌ها و بدی‌های] بر جا مانده از ایشان را ثبت می‌کنیم و همه چیز را در کتابی روشن [که اصل همه کتاب هاست و آن لوح محفوظ است] برشمرده‌ایم.///ما مردگان را زنده مى‌کنیم. و هر کارى را که پیش از این کرده‌اند و هر اثرى را که پدید آورده‌اند، مى‌نویسیم و هر چیزى را در کتاب مبین شمار کرده‌ایم.///این ماییم که مردگان را زنده مى‌کنیم و هر چه را از پیش فرستاده‌اند و آثارشان را مى‌نویسیم، و همه چیز را در لوحى نمایان بر شمرده‌ایم///آرى! ماییم که مردگان را زنده مى‌سازیم و آنچه را از پیش فرستاده‌اند، با آثار [و اعمال‌] شان درج مى‌کنیم، و هر چیزى را در کارنامه‌اى روشن برشمرده‌ایم.///ما خود مردگان را زنده مى‌کنیم. و آنچه را از پیش فرستاده‌اند و آنچه را از آنان بر جاى مانده است، مى‌نویسیم. و هر چیزى را در پیشوایى روشن برشمرده‌ایم.///ما مردگان را باز زنده می‌گردانیم و کردار گذشته و آثار وجودی آینده‌شان همه را ثبت خواهیم کرد، و در لوح محفوظ و روشن خدا (یا قلب امام خلیفة الله) همه چیز را به شماره آورده‌ایم.///ما خود مردگان را [از نو] زنده می‌کنیم و آنچه در گذشته انجام داده‌اند، و حتی نقش گامهایشان را می‌نویسیم، و همه چیز را در کتابی روشنگر بر شمارده‌ایم‌///به یقین ما مردگان را زنده می‌کنیم و آنچه را از پیش فرستاده‌اند و تمام آثار آنها را می‌نویسیم؛ و همه چیز را در کتاب آشکار کننده‌ای برشمرده‌ایم!///همانا ما زنده کنیم مردگان را و نویسیم آنچه پیش فرستادند و آثار ایشان را و هر چیزی را فراهم کردیم در پیشوائی آشکار///آری! همین ماییم که همواره مردگان را زنده می‌کنیم و آنچه را از پیش فرستاده‌اند و (نیز) آثارشان را ثبت و ضبط می‌کنیم و هر چیزی را در پیشوا و امامی روشنگر برشمرده‌ایم. quran_en_fa Set forth to them, by way of a parable, the (story of) the Companions of the City. Behold!, there came messengers to it. و برای آنان [که با تو برخورد خصمانه دارند] اهل آن شهر را مثل بزن، هنگامی که پیامبران به آنجا آمدند،///و برای آنان [که با تو برخورد خصمانه دارند] اهل آن شهر را مثل بزن، هنگامی که پیامبران به آنجا آمدند،///داستان مردم آن قریه را برایشان بیاور، آنگاه که رسولان بدان جا آمدند.///و براى آنها (اهل مکه)، جریان آن شهر را مثل بزن، آن‌گاه که رسولان بدان جا آمدند/// [داستان‌] مردم آن شهرى را که رسولان بدانجا آمدند براى آنان مثل زن:///و براى آنها اهل قریه [انطاکیه] را مثال بزن که فرستادگان خدا به سوى آنها آمدند.///برای این مردم حال آن قریه (انطاکیه) را مثل زن که رسولان حق برای هدایت آنها آمدند.///و برای آنان مثلی بزن از شهروندانی که پیامبران به آنجا [نزدشان‌] آمدند///و برای آنها، اصحاب قریه (انطاکیه) را مثال بزن هنگامی که فرستادگان خدا به سوی آنان آمدند؛///و بزن برای ایشان مثل یاران شهر را هنگامی که آمدندش فرستادگان‌///و (داستان) مردم مجتمعی را که (آن) رسولان بدانجا آمدند برایشان مثلی بزن. quran_en_fa When We (first) sent to them two messengers, they rejected them: But We strengthened them with a third: they said, "Truly, we have been sent on a mission to you." زمانی که دو پیامبر را به سوی آنان فرستادیم، پس آن دو را انکار کردند و با پیامبر سومی آنان را تقویت کردیم، پس [همگی] گفتند: ما را به سوی شما فرستاده‌اند.///زمانی که دو پیامبر را به سوی آنان فرستادیم، پس آن دو را انکار کردند و با پیامبر سومی آنان را تقویت کردیم، پس [همگی] گفتند: ما را به سوی شما فرستاده‌اند.///نخست دو تن را به نزدشان فرستادیم و تکذیبشان کردند؛ پس با سومى نیروشان دادیم و گفتند: ما به سوى شما فرستاده شده‌ایم.///آن‌گاه که دو تن را به سویشان فرستادیم، ولى تکذیبشان کردند و [آنها را] با سومى تقویت نمودیم، پس گفتند: ما به سوى شما فرستاده شده‌ایم///آنگاه که دو تن سوى آنان فرستادیم، و [لى‌] آن دو را دروغزن پنداشتند، تا با [فرستاده‌] سومین [آنان را] تأیید کردیم، پس [رسولان‌] گفتند: «ما به سوى شما به پیامبرى فرستاده شده‌ایم.»///آن‌گاه که دو نفر [از پیامبران خود] را به سوى آنان فرستادیم، پس تکذیبشان کردند، سپس با سومین [پیامبر، آن دو را] تقویت کردیم. پس گفتند: «ما [از طرف خدا] به سوى شما فرستاده شده‌ایم.»///که نخست دو تن از رسولان را فرستادیم و چون تکذیب کردند باز رسول سومی برای مدد و نصرت مأمور کردیم، و همه گفتند: ما (از جانب خدا) به رسالت برای هدایت شما آمده‌ایم.///آنگاه که به نزد آنان دو تن را فرستادیم، و آنان را دروغگو شمردند، سپس جانب آنان را با [فرستادن‌] سومین فرد استوار داشتیم، آنگاه [همگی‌] گفتند ما به سوی شما [به رسالت‌] فرستاده شده‌ایم‌///هنگامی که دو نفر از رسولان را بسوی آنها فرستادیم، اما آنان رسولان (ما) را تکذیب کردند؛ پس برای تقویت آن دو، شخص سومی فرستادیم، آنها همگی گفتند: «ما فرستادگان (خدا) به سوی شما هستیم!»///هنگامی که فرستادیم بسوی آنان دو تن پس تکذیبشان کردند پس تقویت کردیم آنان را به سیمینی پس گفتند همانا مائیم بسوی شما فرستادگان‌///چون دو تن از ایشان را سوی آنان فرستادیم، پس آن دو را دروغگو پنداشتند. پس با (فرستاده‌ی) سومین تأیید (شان) کردیم. پس (رسولان) گفتند: «ما همواره سوی شما فرستاده‌شدگانیم.» quran_en_fa The (people) said: "Ye are only men like ourselves; and (Allah) Most Gracious sends no sort of revelation: ye do nothing but lie." [اهل شهر] گفتند: شما جز بشرهایی مانند ما نیستید و [خدای] رحمان هیچ چیزی نازل نکرده است، شما فقط دروغ می‌گویید.///[اهل شهر] گفتند: شما جز بشرهایی مانند ما نیستید و [خدای] رحمان هیچ چیزی نازل نکرده است، شما فقط دروغ می‌گویید.///گفتند: شما انسانهایى همانند ما هستید و خداى رحمان هیچ چیز نفرستاده است و شما جز دروغ نمى‌گویید.///گفتند: شما جز بشرى مانند ما نیستید، و خداى رحمان چیزى نفرستاده است و شما جز دروغ نمى‌گویید/// [ناباوران آن دیار] گفتند: «شما جز بشرى مانند ما نیستید، و [خداى‌] رحمان چیزى نفرستاده، و شما جز دروغ نمى‌پردازید.»///[کافران] گفتند: «شما تنها بشرى مانند مایید. و [خداى] رحمان چیزى [بر شما] نازل نکرده است. شما فقط دروغ مى‌گویید.»///گفتند: شما جز اینکه مانند ما مردم بشری هستید مقام دیگری ندارید و هرگز خدای رحمان چیزی را فرو نفرستاده است و جز اینکه شما مردم دروغگویی هستید هیچ در کار نیست.///گفتند شما جز بشری همانند ما نیستید، و خدای رحمان چیزی فرو نفرستاده است، شما چیزی جز دروغ نمی‌گویید///اما آنان (در جواب) گفتند: «شما جز بشری همانند ما نیستید، و خداوند رحمان چیزی نازل نکرده، شما فقط دروغ می‌گویید!»///گفتند نیستید شما جز مردمی مانند ما و نفرستاده است خدای مهربان چیزی را و نیستید شما جز دروغگویان‌///(ناباوران آن دیار) گفتند: «شما جز بشری مانند ما نیستید و (خدای) رحمان چیزی نفرستاده و شما جز دروغ نمی‌پردازید.» quran_en_fa They said: "Our Lord doth know that we have been sent on a mission to you: گفتند: پروردگارمان می‌داند که یقینا ما به سوی شما فرستاده شده‌ایم،///گفتند: پروردگارمان می‌داند که یقینا ما به سوی شما فرستاده شده‌ایم،///گفتند: پروردگار ما مى‌داند که ما به سوى شما فرستاده شده‌ایم.///گفتند: پروردگار ما مى‌داند که ما واقعا به سوى شما فرستاده شده‌ایم///گفتند: «پروردگار ما مى‌داند که ما واقعا به سوى شما به پیامبرى فرستاده شده‌ایم.»///[پیامبران] گفتند: «پروردگار ما مى‌داند که ما به سوى شما فرستاده شده‌ایم.///رسولان باز گفتند: خدای ما می‌داند که محققا ما فرستاده او به سوی شما هستیم.///گفتند پروردگار ما می‌داند که ما به سوی شما [به رسالت‌] فرستاده شده‌ایم‌///(رسولان ما) گفتند: «پروردگار ما آگاه است که ما قطعا فرستادگان (او) به سوی شما هستیم،///گفتند پروردگار ما داند که مائیم بسوی شما هر آینه فرستادگان‌///گفتند: «پروردگارمان می‌داند که ما بی‌گمان به‌راستی سویتان فرستاده‌شدگانیم.» quran_en_fa "And our duty is only to proclaim the clear Message." و بر عهده ما جز رساندن آشکار [پیام وحی] نیست.///و بر عهده ما جز رساندن آشکار [پیام وحی] نیست.///و بر عهده ما جز پیام‌رسانیدن آشکارا هیچ نیست.///و بر عهده‌ى ما چیزى جز ابلاغ آشکار نیست///و بر ما [وظیفه‌اى‌] جز رسانیدن آشکار [پیام‌] نیست.///و بر ما، جز تبلیغ آشکار و روشن، وظیفه‌ى دیگرى نیست.»///و بر ما جز آنکه واضح ابلاغ رسالت کنیم هیچ تکلیفی نیست.///و بر عهده ما جز پیام‌رسانی آشکار چیزی نیست‌///و بر عهده ما چیزی جز ابلاغ آشکار نیست!»///و نیست بر ما جز رساندن آشکار///و بر ما (کاری) جز رسانیدن رسای آشکارگر (پیام ربانی) نیست.» quran_en_fa The (people) said: "for us, we augur an evil omen from you: if ye desist not, we will certainly stone you. And a grievous punishment indeed will be inflicted on you by us." گفتند: همانا ما شما را به شومی و فال بد گرفته‌ایم، اگر [از دعوت خود] باز نایستید، قطعا شما را سنگسار می‌کنیم، و از سوی ما شکنجه دردناکی به شما خواهد رسید.///گفتند: همانا ما شما را به شومی و فال بد گرفته‌ایم، اگر [از دعوت خود] باز نایستید، قطعا شما را سنگسار می‌کنیم، و از سوی ما شکنجه دردناکی به شما خواهد رسید.///گفتند: ما شما را به فال بد گرفته‌ایم. اگر بس نکنید سنگسارتان خواهیم کرد و شما را از ما شکنجه‌اى سخت خواهد رسید.///آنها گفتند: ما شما را به فال بد گرفته‌ایم. اگر دست برندارید، حتما سنگسارتان مى‌کنیم و قطعا عذاب دردناکى از ما به شما خواهد رسید///پاسخ دادند: «ما [حضور] شما را به شگون بد گرفته‌ایم. اگر دست برندارید، سنگسارتان مى‌کنیم و قطعا عذاب دردناکى از ما به شما خواهد رسید.»///[کافران] گفتند: «ما [حضور] شما را به فال بد گرفته‌ایم. [وجود شما شوم است و مایه‌ى بدبختى ما!] و اگر از حرفتان دست برندارید، قطعا شما را سنگسار خواهیم کرد. و از سوی ما شکنجه‌ی دردناکى به شما خواهد رسید.»///باز منکران گفتند که ما وجود شما را به فال بد گرفتیم، اگر (از این دعوی) دست بر ندارید البته سنگسارتان خواهیم کرد و از ما به شما رنج و شکنجه سخت خواهد رسید.///گفتند ما به شما فال بد می‌زنیم، اگر دست برندارید، شما را سنگسار می‌کنیم، و از ما عذابی دردناک به شما می‌رسد///آنان گفتند: «ما شما را به فال بد گرفته‌ایم (و وجود شما را شوم می‌دانیم)، و اگر (از این سخنان) دست برندارید شما را سنگسار خواهیم کرد و شکنجه دردناکی از ما به شما خواهد رسید!///گفتند همانا به فال بد گرفتیم شما را اگر کوتاه نیائید هر آینه سنگسارتان کنیم و البته رسد شما را از ما شکنجه دردناک‌///(گفتند:) «ما همانا شما را به شگون بد گرفته‌ایم. اگر دست برندارید، بی‌امان به سختی سنگ‌بارانتان می‌کنیم و همواره عذاب دردناکی از ما بی‌چون به شما خواهد رسید.» quran_en_fa They said: "Your evil omens are with yourselves: (deem ye this an evil omen). If ye are admonished? Nay, but ye are a people transgressing all bounds!" گفتند: شومی شما از خود شماست [و این شومی نتیجه کفر و طغیان و گناه است، شگفتا!] آیا اگر به شما تذکر دهند [آن تذکر سعادت بخش را به شومی و فال بد می‌گیرید؟ نه، شومی از ما نیست] بلکه شما مردمی تجاوزکارید.///گفتند: شومی شما از خود شماست [و این شومی نتیجه کفر و طغیان و گناه است، شگفتا!] آیا اگر به شما تذکر دهند [آن تذکر سعادت بخش را به شومی و فال بد می‌گیرید؟ نه، شومی از ما نیست] بلکه شما مردمی تجاوزکارید.///گفتند: شومى شما، با خود شماست. آیا اگر اندرزتان دهند چنین مى‌گویید؟ نه، مردمى گزافکار هستید.///[رسولان‌] گفتند: شومى شما با خود شماست. آیا اگر پندتان دهند [به فال بد مى‌گیرید]؟ بلکه شما قومى افراط کار هستید/// [رسولان‌] گفتند: «شومى شما با خود شماست. آیا اگر شما را پند دهند [باز کفر مى‌ورزید]؟ نه! بلکه شما قومى اسرافکارید.»///[پیامبران] گفتند: «شومى شما از خود شماست. آیا اگر پند داده شدید [باید فال بد بزنید]؟ بلکه شما مردمی [متجاوز و] اسراف‌کارید.»///رسولان گفتند: آن فال بد که می‌گویید اگر بفهمید و متذکر شوید (آن جهلی است که) با خود شماست، بلکه شما مردم مسرف (و پر هوا و هوس) هستید.///گفتند فال بدتان با شماست، آیا چون اندرز داده شوید [باید فال بد بزنید؟]، حق این است که شما قومی تجاوزپیشه‌اید///(رسولان) گفتند: «شومی شما از خودتان است اگر درست بیندیشید، بلکه شما گروهی اسرافکارید!»///گفتند فال بد شما همراه شما است آیا اگر که یادآوری شوید بلکه شمائید گروهی فزونی‌جویان‌///(رسولان) گفتند: «شومی شما با خود شماست. آیا اگر تذکر داده شدید (باز به ما شگون بد می‌زنید؟ نه!) بلکه شما (در انکار حقیقت)، قومی اسرافکارید.» quran_en_fa Then there came running, from the farthest part of the City, a man, saying, "O my people! Obey the messengers: و از دورترین نقطه شهر مردی شتابان آمد، گفت: ای قوم من! از این فرستادگان [خدا] پیروی کنید،///و از دورترین نقطه شهر مردی شتابان آمد، گفت: ای قوم من! از این فرستادگان [خدا] پیروی کنید،///مردى از دوردست شهر دوان‌دوان آمد و گفت: اى قوم من، از این رسولان پیروى کنید.///و [در این میان‌] مردى از دورترین جاى شهر دوان دوان آمد [و] گفت: اى قوم من! از فرستادگان پیروى کنید///و [در این میان‌] مردى از دورترین جاى شهر دوان دوان آمد، [و] گفت: «اى مردم، از این فرستادگان پیروى کنید.///و [در این میان] از دورترین جای شهر، مردى شتابان آمد و گفت: «اى قوم من! از این فرستادگان پیروى کنید!///و مردی شتابان از دورترین نقاط شهر (انطاکیه، حبیب نام) فرا رسید گفت: ای قوم من، این رسولان خدا را پیروی کنید.///و مردی از دوردست شهر شتابان آمد، گفت ای قوم من از فرستادگان [/پیامبران‌] پیروی کنید///و مردی (با ایمان) از دورترین نقطه شهر با شتاب فرا رسید، گفت: «ای قوم من! از فرستادگان (خدا) پیروی کنید!///و آمد از دورترین جای شهر مردی می‌دوید گفت ای قوم من پیروی کنید فرستادگان را///و (در این میان) مردی از دورترین جای قریه دوان دوان آمد (و) گفت: «ای قوم من! از (این) فرستادگان پیروی کنید.» quran_en_fa "Obey those who ask no reward of you (for themselves), and who have themselves received Guidance. از کسانی پیروی کنید که پاداشی از شما نمی‌خواهند و آنان راه یافته‌اند،///از کسانی پیروی کنید که پاداشی از شما نمی‌خواهند و آنان راه یافته‌اند،///از کسانى که از شما هیچ مزدى نمى‌طلبند، و خود مردمى هدایت‌یافته‌اند، پیروى کنید.///از کسانى که پاداشى از شما نمى‌خواهند و خود هدایت یافته‌اند، پیروى کنید///از کسانى که پاداشى از شما نمى‌خواهند و خود [نیز] بر راه راست قرار دارند، پیروى کنید.///از کسانى پیروى کنید که پاداشى از شما نمی‌خواهند، و خود هدایت‌یافته‌اند.///از آنان که هیچ اجر و مزد رسالتی از شما نمی‌خواهند و خود (به راه حق) هدایت یافته‌اند پیروی کنید.///از کسانی که از شما پاداشی نمی‌خواهند و خود رهیافته‌اند، پیروی کنید///از کسانی پیروی کنید که از شما مزدی نمی‌خواهند و خود هدایت یافته‌اند!///پیروی کنید آنان را که نخواهند از شما مزدی و ایشانند راه‌یافتگان‌///«از کسانی پیروی کنید که پاداشی از شما نمی‌خواهند، حال آنکه خود (نیز) راه به‌خوبی یافته‌اند.» quran_en_fa "It would not be reasonable in me if I did not serve Him Who created me, and to Whom ye shall (all) be brought back. و مرا چیست که [از روی یقین] کسی را نپرستم که مرا آفریده و به سوی او بازگردانده می‌شوید؟///و مرا چیست که [از روی یقین] کسی را نپرستم که مرا آفریده و به سوی او بازگردانده می‌شوید؟///چرا خدایى را که مرا آفریده و به نزد او بازگردانده مى‌شوید، نپرستم؟///آخر چرا کسى را نپرستم که مرا آفریده است و [همه شما] به سوى او بازگردانده مى‌شوید///آخر چرا کسى را نپرستم که مرا آفریده است و [همه‌] شما به سوى او بازگشت مى‌یابید؟///چرا نپرستم کسی را که مرا آفریده است. و همگى به سوى او بازگردانده مى‌شوید؟///و چرا باید من خدای آفریننده خود را نپرستم در صورتی که بازگشت شما (و همه خلایق) به سوی اوست.///و مرا نرسد که کسی را که مرا آفریده است، و شما هم به سوی او بازگردانده می‌شوید، نپرستم‌///من چرا کسی را پرستش نکنم که مرا آفریده، و همگی به سوی او بازگشت داده می‌شوید؟!///و چه شود مرا که نپرستم آن را که بیافریدم و بسوی او بازگردانیده شوید///«مرا چیست؛ کسی را نپرستم که به فطرت توحیدی‌ام آفرید و شما تنها سوی او بازگشت می‌یابید؟» quran_en_fa "Shall I take (other) gods besides Him? If (Allah) Most Gracious should intend some adversity for me, of no use whatever will be their intercession for me, nor can they deliver me. آیا به جای او معبودانی را برگزینم که اگر [خدای] رحمان برای من آسیب وگزندی بخواهد نه شفاعتشان چیزی را از من دفع می‌کند و نه می‌توانند نجاتم دهند؟!///آیا به جای او معبودانی را برگزینم که اگر [خدای] رحمان برای من آسیب وگزندی بخواهد نه شفاعتشان چیزی را از من دفع می‌کند و نه می‌توانند نجاتم دهند؟!///آیا سواى او خدایانى را اختیار کنم، که اگر خداى رحمان بخواهد به من زیانى برساند، شفاعتشان مرا هیچ سود نکند و مرا رهایى نبخشند؟///آیا به جاى او خدایانى بگیرم که اگر خداى رحمان برایم زیانى بخواهد، نه شفاعتشان مشکلى از من دفع مى‌کند و نه نجاتم مى‌دهند///آیا به جاى او خدایانى را بپرستم که اگر [خداى‌] رحمان بخواهد به من گزندى برساند، نه شفاعتشان به حالم سود مى‌دهد و نه مى‌توانند مرا برهانند؟///آیا به جاى او، خدایانى را برگزینم که اگر [خداوند] رحمان براى من آسیب و زیانی بخواهد، شفاعت آنها کمترین سودى براى من ندارد؟ و مرا نمى‌رهانند؟///آیا من به جای آن خدای آفریننده یکتا خدایانی را معبود خود گیرم که اگر آن خدای رحمن بخواهد به من رنج و زیانی رسد هیچ شفاعت آن خدایان از من دفع زیان نکرده و نجاتم نتوانند داد؟///آیا به جای او خدایانی را به پرستش گیرم که اگر خدای رحمان بلایی در حق من اراده کند، شفاعت ایشان مرا سود ندهد و نتوانند مرا نجات دهند///آیا غیر از او معبودانی را انتخاب کنم که اگر خداوند رحمان بخواهد زیانی به من برساند، شفاعت آنها کمترین فایده‌ای برای من ندارد و مرا (از مجازات او) نجات نخواهند داد!///آیا برگیرم جز او خدایانی که اگر خواهدم خدای مهربان به رنجی بی‌نیاز نگرداندم شفاعت ایشان به چیزی و نه رها سازندم‌///«آیا به جای او خدایانی را برگیرم، که اگر (خدای) رحمان بخواهد به من گزندی برساند، نه شفاعتشان هرگز به حالم سودی می‌بخشد و نه آنان مرا می‌رهانند؟» quran_en_fa "I would indeed, if I were to do so, be in manifest Error. اگر چنین کنم، بی تردید در گمراهی آشکار خواهم بود.///اگر چنین کنم، بی تردید در گمراهی آشکار خواهم بود.///و در این هنگام من در گمراهى آشکار باشم.///در آن صورت من قطعا در گمراهى آشکارى خواهم بود///در آن صورت، من قطعا در گمراهى آشکارى خواهم بود.///در این صورت، من در گمراهى آشکارى خواهم بود.///در این صورت پیداست که من بسیار زیانکار خواهم بود.///من در آن صورت در گمراهی آشکارم‌///اگر چنین کنم، من در گمراهی آشکاری خواهم بود!///همانا منم آن هنگام در گمراهیی آشکار///«همواره در آن هنگام (و هنگامه) بی‌چون (غرق) در گمراهی آشکارگری هستم.» quran_en_fa "For me, I have faith in the Lord of you (all): listen, then, to me!" [ای رسولان!] بی تردید به پروردگار شما ایمان آورده‌ام؛ بنابراین از من بشنوید.///[ای رسولان!] بی تردید به پروردگار شما ایمان آورده‌ام؛ بنابراین از من بشنوید.///من به پروردگارتان ایمان آوردم. سخن مرا بشنوید.///من به پروردگارتان ایمان آوردم، پس [اقرار] مرا بشنوید///من به پروردگارتان ایمان آوردم. [اقرار] مرا بشنوید.»///[اى مردم!] من به پروردگارتان ایمان آوردم، پس [شما نیز سخن مرا] بشنوید [و ایمان بیاورید]!»///پس، از من (ای رسولان) بشنوید (و گواه باشید) که به خدای (فرستنده) شما ایمان آوردم.///پس سخن مرا بشنوید [و شهادت دهید] که من به پروردگارتان ایمان آورده‌ام‌///(به همین دلیل) من به پروردگارتان ایمان آوردم؛ پس به سخنان من گوش فرا دهید!»///همانا ایمان آوردم به پروردگار شما پس مرا بشنوید///«به‌راستی من به پروردگارتان ایمان آوردم. پس (اقرار) مرا بشنوید.» quran_en_fa It was said: "Enter thou the Garden." He said: "Ah me! Would that my People knew (what I know)!- [سرانجام به دست آن مشرکان شهید شد، و به او] گفته شد: به بهشت درآی. گفت: ای کاش قوم من معرفت و آگاهی داشتند،///[سرانجام به دست آن مشرکان شهید شد، و به او] گفته شد: به بهشت درآی. گفت: ای کاش قوم من معرفت و آگاهی داشتند،///گفته شد: به بهشت درآى. گفت: اى کاش قوم من مى‌دانستند///[چون او را بکشتند] گفته شد: به بهشت درآى. گفت: اى کاش، قوم من مى‌دانستند/// [سرانجام به جرم ایمان کشته شد، و بدو] گفته شد: «به بهشت درآى.» گفت: «اى کاش، قوم من مى‌دانستند،///[سرانجام او را کشتند. و به او] گفته شد: «به بهشت وارد شو!» گفت: «اى کاش قوم من مى‌دانستند.///(و به این مرد با ایمان پس از کشته شدن، در عالم برزخ) گفته شد: بیان داخل بهشت شو، گفت: ای کاش ملت من هم (از این نعمت بزرگ) آگاه بودند.///گفته شود وارد بهشت شو، گوید ای کاش قوم من می‌دانستند///(سرانجام او را شهید کردند و) به او گفته شد: «وارد بهشت شو!» گفت: «ای کاش قوم من می‌دانستند …///گفته شد به بهشت درآی گفت ای کاش قومم می‌دانستند///(بدو) گفته شد: «به بهشت درآی.» گفت: «ای کاش گروهم (حقیقت را) می‌‌دانستند،» quran_en_fa "For that my Lord has granted me Forgiveness and has enrolled me among those held in honour!" به اینکه پروردگارم مرا آمرزید و از کرامت یافتگان قرارم داد.///به اینکه پروردگارم مرا آمرزید و از کرامت یافتگان قرارم داد.///که پروردگار من مرا بیامرزید و در زمره گرامى‌شدگان درآورد.///که پروردگارم چگونه مرا آمرزید و از اهل کرامتم گردانید///که پروردگارم چگونه مرا آمرزید و در زمره عزیزانم قرار داد.»///که پروردگارم مرا بخشید و از گرامى‌داشتگان قرارم داد.»///که خدا چگونه در حق من مغفرت و رحمت فرمود و مرا مورد لطف و کرم قرار داد.///این را که پروردگارم مرا آمرزیده است، و مرا از گرامیان قرار داده است‌///که پروردگارم مرا آمرزیده و از گرامی‌داشتگان قرار داده است!»///که آمرزید مرا پروردگار من و گردانید مرا از گرامی‌داشتگان‌///«آنچه را پروردگارم برایم پوشش نهاد و در زمره‌ی گرامیانم قرارم داد.» quran_en_fa And We sent not down against his People, after him, any hosts from heaven, nor was it needful for Us so to do. و بعد از شهادت او هیچ سپاهی از آسمان بر [هلاکت] قومش نازل نکردیم، و بر آن نبوده‌ایم که نازل کنیم.///و بعد از شهادت او هیچ سپاهی از آسمان بر [هلاکت] قومش نازل نکردیم، و بر آن نبوده‌ایم که نازل کنیم.///و از آن پس بر سر قوم او هیچ لشکرى از آسمان فرو نفرستادیم. و ما فروفرستنده نبودیم.///و پس از [شهادت‌] وى بر قومش هیچ سپاهى از آسمان نازل نکردیم و نازل کننده نبودیم///پس از [شهادت‌] وى هیچ سپاهى از آسمان بر قومش فرود نیاوردیم و [پیش از این هم‌] فروفرستنده نبودیم.///و ما پس از [شهادت] او، لشکرى از آسمان براى هلاک قوم او نفرستادیم و شیوه و سنت ما پیش از این هم چنین نبود [که براى عذاب اهل زمین، سپاهى از آسمان بفرستیم].///و ما پس از او (یعنی حبیب) بر قومش هیچ لشکری از آسمان نفرستادیم (تا بر ایمان مجبورشان کنند) و هیچ این کار (با ملتی) نکرده‌ایم (و نخواهیم کرد).///و ما بر سر قوم او، پس از او، سپاهی از آسمان فرو نفرستادیم، و ما فرو فرستنده [آن‌] نبودیم‌///و ما بعد از او بر قومش هیچ لشکری از آسمان نفرستادیم، و هرگز سنت ما بر این نبود؛///و نفرستادیم بر قومش پس از او لشکری از آسمان و نبودیم فرستندگان‌///پس از (شهادت) وی، هیچ سپاهی از آسمان بر قومش فرود نیاوردیم و (پیش از این هم) فروفرستنده نبوده‌ایم. quran_en_fa It was no more than a single mighty Blast, and behold! they were (like ashes) quenched and silent. [کیفرشان] جز یک فریاد مرگبار نبود که ناگهان [پس از آن فریاد] همه بی حرکت و خاموش شدند!///[کیفرشان] جز یک فریاد مرگبار نبود که ناگهان [پس از آن فریاد] همه بی حرکت و خاموش شدند!///جز یک بانگ سهمناک نبود که ناگاه همه بر جاى سرد شدند.///تنها یک صیحه بود و بس، که ناگاه همه در جا خاموش و بى‌جان افتادند///تنها یک فریاد بود و بس. و بناگاه [همه‌] آنها سرد بر جاى فسردند.///[عذابشان] تنها یک صیحه‌ی مرگبار بود. ناگهان همگى خاموش شدند.///نبود عقوبتشان جز یک صیحه عذاب آسمانی که به ناگاه همه هلاک شدند.///آن جز بانگ مرگباری یگانه نبود، آنگاه ایشان خاموش شدند///(بلکه) فقط یک صیحه آسمانی بود، ناگهان همگی خاموش شدند!///نبود آن جز یک خروش که ناگهان ایشانند مردگان‌///تنها یک فریاد (مرگبار) بود و بس؛ ناگهان اینان خاموش‌شدگانند. quran_en_fa Ah! Alas for (My) Servants! There comes not a messenger to them but they mock him! ای دریغ و افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایتشان نمی‌آمد مگر اینکه او را مسخره می‌کردند!///ای دریغ و افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایتشان نمی‌آمد مگر اینکه او را مسخره می‌کردند!///اى دریغ بر این بندگان. هیچ پیامبرى بر آنها مبعوث نشد مگر آنکه مسخره‌اش کردند.///اى افسوس بر این بندگان که هیچ فرستاده‌اى براى آنها نیامد مگر آن که او را مسخره مى‌کردند///دریغا بر این بندگان! هیچ فرستاده‌اى بر آنان نیامد مگر آنکه او را ریشخند مى‌کردند.///اى دریغ بر بندگان! که هیچ پیامبرى بر آنان نیامد، مگر آن که او را به استهزا گرفتند.///وای بر حال این بندگان (گمراه لجوج) که هیچ رسولی برای هدایت آنها نیامد جز آنکه او را به تمسخر و استهزا گرفتند.///ای دریغ بر بندگان، هیچ پیامبری برای آنان نیامد، مگر آنکه او را ریشخند کردند///افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند!///افسوس بر بندگان که نیایدشان پیمبری جز آنکه هستند بدو استهزاکنندگان‌///دریغا بر (این) بندگان! هیچ فرستاده‌ای سویشان نمی‌آید مگر آنکه او را مسخره می‌کرده‌اند. quran_en_fa See they not how many generations before them we destroyed? Not to them will they return: آیا [مشرکان مکه] ندانسته‌اند چه بسیار از اقوام پیش از آنان را [به سبب کفر و طغیانشان] هلاک کردیم که آنان هرگز نزد اینان برنمی گردند، [و در دنیا زندگی دوباره نمی‌یابند،]///آیا [مشرکان مکه] ندانسته‌اند چه بسیار از اقوام پیش از آنان را [به سبب کفر و طغیانشان] هلاک کردیم که آنان هرگز نزد اینان برنمی گردند، [و در دنیا زندگی دوباره نمی‌یابند،]///آیا ندیده‌اند که چه مردمى را پیش از آنها هلاک کرده‌ایم که دیگر به نزدشان بازنمى‌گردند.///آیا ندیدند که چه بسیار نسل‌ها را پیش از آنان هلاک نمودیم که دیگر آنها به سویشان بر نمى‌گردند [و زنده نمى‌شوند]///مگر ندیده‌اند که چه بسیار نسلها را پیش از آنان هلاک گردانیدیم که دیگر آنها به سویشان بازنمى‌گردند؟///آیا [مشرکان مکه‌] ندیدند چه بسیار از اقوام پیش از آنان را [به سبب کفر و طغیانشان‌] نابود کردیم، که آنان هرگز نزد اینان [به این دنیا] برنمى‌گردند؟///آیا ندیدند چه بسیار طوایفی را پیش از اینها هلاک کردیم که دیگر ابدا به (دیار) اینان باز نگردند؟///آیا نیندیشیده‌اند که چه بسیار پیش از ایشان، نسلهایی را نابود کردیم که آنان به سوی اینان باز نگشتند///آیا ندیدند چقدر از اقوام پیش از آنان را (بخاطر گناهانشان) هلاک کردیم، آنها هرگز به سوی ایشان بازنمی‌گردند (و زنده نمی‌شوند)!///آیا ندیدند بسا نابود کردیم پیش از ایشان از قرنها که آنان بسوی ایشان بازنگردند///آیا و ندیدند چه بسیار نسل‌ها را پیش از آنان هلاک کردیم، که بی‌گمان آنان سوی ایشان باز نمی‌گردند؟ quran_en_fa But each one of them all - will be brought before Us (for judgment). و همه آنان [بدون استثنا گردآوری خواهند شد و] در قیامت نزد ما احضار می‌شوند.///و همه آنان [بدون استثنا گردآوری خواهند شد و] در قیامت نزد ما احضار می‌شوند.///و کس نماند مگر آنکه نزد ما حاضرش آرند.///و قطعا همه آنان در پیشگاه ما احضار خواهند شد///و قطعا همه آنان در پیشگاه ما احضار خواهند شد.///و همه‌ی آنان در قیامت نزد ما احضار مى‌شوند.///و هیچ کس (از گذشته و آینده در عالم) نیست جز آنکه همه نزد ما حاضر آورده می‌شوند.///و همگیشان جز جمعی نیستند که نزد ما احضار کرده شوند///و همه آنان (روز قیامت) نزد ما احضار می‌شوند!///و هر آینه همگانند با هم به نزد ما احضارشدگان‌///و همواره همه‌ی آنان در آن هنگام (و هنگامه) به پیشگاهمان احضار شدگانند. quran_en_fa A Sign for them is the earth that is dead: We do give it life, and produce grain therefrom, of which ye do eat. و این زمین مرده برای آنان نشانه‌ای [آشکار بر اینکه ما مردگان را در قیامت زنده می‌کنیم] می‌باشد که آن را زنده کردیم و از آن دانه بیرون می‌آوریم که از آن می‌خورند،///و این زمین مرده برای آنان نشانه‌ای [آشکار بر اینکه ما مردگان را در قیامت زنده می‌کنیم] می‌باشد که آن را زنده کردیم و از آن دانه بیرون می‌آوریم که از آن می‌خورند،///نشانه عبرتى است برایشان زمین مرده که زنده‌اش ساختیم و از آن دانه‌اى که از آن مى‌خورند بیرون آوردیم.///و زمین مرده برایشان برهانى است که آن را زنده کردیم و دانه از آن برآوردیم که از آن مى‌خورند///و زمین مرده، برهانى است براى ایشان، که آن را زنده گردانیدیم و دانه از آن برآوردیم که از آن مى‌خورند.///و زمین مرده، که ما آن را زنده کردیم و دانه‌اى از آن بیرون آوردیم که از آن مى‌خورند، براى آنان نشانه‌اى است [بر امکان معاد].///و یک برهان برای آنان (بر این که ما مردگان را زنده می‌کنیم) آن است که زمین مرده را (به باران رحمت) زنده کرده و از آن دانه‌ای که قوت و روزی خلق شود می‌رویانیم.///و زمین پژمرده [/بایر] مایه عبرتی است برای آنان که زنده‌اش گرداندیم و از آن دانه‌ها برآوردیم که از آن می‌خورند///زمین مرده برای آنها آیتی است، ما آن را زنده کردیم و دانه‌های (غذایی) از آن خارج ساختیم که از آن می‌خورند؛///و آیتی برای ایشان زمین مرده است که زنده کردیمش و برون آوردیم از آن دانه‌ای که از آن می‌خورند///و زمین مرده، نمادی است برای (معاد) شان: آن را زنده گردانیدیم و دانه‌ای از آن برون آوردیم، پس از آن می‌خورند. quran_en_fa And We produce therein orchard with date-palms and vines, and We cause springs to gush forth therein: و در آن بوستان هایی از درختان خرما و انگور قرار دادیم، و در آن از چشمه‌های گوناگون روان ساختیم،///و در آن بوستان هایی از درختان خرما و انگور قرار دادیم، و در آن از چشمه‌های گوناگون روان ساختیم،///و در آن باغهایى از نخلها و تاکها پدید آوردیم و چشمه‌ها روان ساختیم،///و در آن باغ‌هایى از درختان خرما و انگور پدید آوردیم و چشمه‌ها در آن روان کردیم///و در آن [زمین‌] باغهایى از درختان خرما و تاک قرار دادیم و چشمه‌ها در آن روان کردیم.///و در آن باغ‌هایى از درختان خرما و انگور قرار دادیم و در آن چشمه‌ها شکافته و روان ساختیم.///و در زمین باغها از نخل خرما و انگور قرار دادیم و در آن چشمه‌های آب جاری کردیم.///و در آن باغهایی از خرما و انگور پدید آوردیم و در آنجا چشمه‌ساران روان ساختیم‌///و در آن باغهایی از نخلها و انگورها قرار دادیم و چشمه‌هایی از آن جاری ساختیم،///و نهادیم در آن باغهائی از خرمابنها و انگورها و بشکافتیم در آن از چشمه‌ها///و در آن (زمین) باغ‌هایی از درختان سردرهم خرما و انگورها قرار دادیم و چشمه‌هایی در آن بس روان کردیم؛ quran_en_fa That they may enjoy the fruits of this (artistry): It was not their hands that made this: will they not then give thanks? تا از میوه آن و آنچه دست هایشان به عمل می‌آورد [مانند شیره، کشمش، شربت و …] بخورند، آیا سپاس گزاری نمی‌کنند؟///تا از میوه آن و آنچه دست هایشان به عمل می‌آورد [مانند شیره، کشمش، شربت و …] بخورند، آیا سپاس گزاری نمی‌کنند؟///تا از ثمرات آن و دسترنج خویش بخورند. چرا سپاس نمى‌گویند؟///تا از میوه‌ى آن و آنچه دستانشان به عمل آورده است بخورند. آیا سپاس نمى‌گزارند///تا از میوه آن و [از] کارکرد دستهاى خودشان بخورند، آیا باز [هم‌] سپاس نمى‌گزارند؟///تا از میوه‌ى آن و آنچه دستانشان به عمل آورده است، بخورند. پس چرا سپاسگزارى نمى‌کنند؟///تا مردم از میوه آن باغها تناول کنند و از انواع غذاهایی که (از این میوه‌ها و نباتات) به دست خود عمل می‌آورند نیز تغذیه نمایند. آیا نباید شکر آن نعمتها به جای آرند.///تا سرانجام از بار و بر آن و آنچه دستهای خودشان عمل آورده بود، بخورند، آیا سپاس نمی‌گزارند؟///تا از میوه آن بخورند در حالی که دست آنان هیچ دخالتی در ساختن آن نداشته است! آیا شکر خدا را بجا نمی‌آورند؟!///تا خورند از میوه آن و آنچه ساختش دستهای ایشان پس آیا سپاس نگزارند///تا از میوه‌ی وبازده آن - و (از) کارکرد دست‌های خودشان و یا آنچه خود به دست نیاورده‌اند- بخورند. آیا پس (باز هم) سپاس نمی‌گزارند؟ quran_en_fa Glory to Allah, Who created in pairs all things that the earth produces, as well as their own (human) kind and (other) things of which they have no knowledge. منزه [از هر عیب و نقصی] است آنکه همه زوج‌ها را آفرید از آنچه زمین می‌رویاند و از وجود خودشان و از آنچه نمی‌دانند،///منزه [از هر عیب و نقصی] است آنکه همه زوج‌ها را آفرید از آنچه زمین می‌رویاند و از وجود خودشان و از آنچه نمی‌دانند،///منزه است آن خدایى که همه جفتها را بیافرید، چه از آنچه زمین مى‌رویاند و چه از نفسهایشان و چه آن چیزهایى که نمى‌شناسند.///پاک است آن [خدایى‌] که همه زوج‌ها را آفرید، از آنچه زمین مى‌رویاند و از خودشان و از آنچه نمى‌شناسند///پاک [خدایى‌] که از آنچه زمین مى‌رویاند و [نیز] از خودشان و از آنچه نمى‌دانند، همه را نر و ماده گردانیده است.///منزه است خدایى که تمام زوج‌ها را آفرید، از آنچه زمین مى‌رویاند، و از خود مردم، و از آنچه نمى‌دانند.///پاک و منزه است خدایی که همه ممکنات عالم را جفت آفریده چه از نباتات (و حیوانات) و چه از نفوس بشر و دیگر مخلوقات که اینان از آنها آگه نیستند.///پاک و منزه است کسی که همه گونه‌ها را آفریده است، از جمله آنچه زمین می‌رویاند و نیز از [وجود] خودشان و نیز آنچه نمی‌شناسند///منزه است کسی که تمام زوجها را آفرید، از آنچه زمین می‌رویاند، و از خودشان، و از آنچه نمی‌دانند!///منزه است آنکه آفرید جفتها را همگی از آنچه می‌رویاند زمین و از خود ایشان و از آنچه نمی‌دانند///منزه است کسی که از آنچه زمین می‌رویاند و (نیز) از خودهاشان و از آنچه نمی‌دانند، همه را جفت‌ها آفریده است. quran_en_fa And a Sign for them is the Night: We withdraw therefrom the Day, and behold they are plunged in darkness; و نشانه‌ای [از نشانه‌های قدرت و حکمت ما] برای آنها شب است که [پوشش] روز را از آن برمی کنیم، پس ناگاه آنان به تاریکی درآیند،///و نشانه‌ای [از نشانه‌های قدرت و حکمت ما] برای آنها شب است که [پوشش] روز را از آن برمی کنیم، پس ناگاه آنان به تاریکی درآیند،///شب نیز برایشان عبرتى دیگر است که روز را از آن برمى‌کشیم و همه در تاریکى فرو مى‌روند.///و نشانه‌اى [دیگر] برایشان شب است که روز را [مانند پوست‌] از آن بر مى‌کنیم و به ناگاه آنان در تاریکى فرو مى‌روند///و نشانه‌اى [دیگر] براى آنها شب است که روز را [مانند پوست‌] از آن برمى‌کنیم و بناگاه آنان در تاریکى فرو مى‌روند.///و نشانه‌اى [دیگر] براى آنان شب است، که ما روز را [مانند پوست] از آن برمى‌کنیم، پس در تاریکى فرومى‌روند.///و برهان دیگر برای خلق (در اثبات قدرت حق) وجود شب است که ما چون پرده روز را از آن برگیریم ناگهان همه آنان (و همه چیز) در تاریکی فرو می‌روند.///و برای آنان شب پدیده شگرفی است که روز را از آن جدا می‌سازیم که آنگاه در تاریکی فرو می‌روند///شب (نیز) برای آنها نشانه‌ای است (از عظمت خدا)؛ ما روز را از آن برمی‌گیریم، ناگهان تاریکی آنان را فرا می‌گیرد!///و آیتی برای ایشان شب است که برکنیم از آن روز را ناگاه ایشانند به تاریکی‌شدگان‌///و نشانه‌ای (دیگر) برای آنها (افق) شب است که روز را (مانند پوست) از آن برمی‌کنیم. پس به ناگاه آنان در تاریکی فرو روندگانند. quran_en_fa And the sun runs his course for a period determined for him: that is the decree of (Him), the Exalted in Might, the All-Knowing. و خورشید [نیز برای آنان نشانه‌ای از قدرت ماست] که همواره به سوی قرارگاهش حرکت می‌کند. این اندازه گیری توانای شکست ناپذیر و داناست،///و خورشید [نیز برای آنان نشانه‌ای از قدرت ماست] که همواره به سوی قرارگاهش حرکت می‌کند. این اندازه گیری توانای شکست ناپذیر و داناست،///و آفتاب به سوى قرارگاه خویش روان است. این فرمان خداى پیروزمند و داناست.///و خورشید به سوى قرارگاه خویش روان است. این تقدیر آن مقتدر داناست///و خورشید به [سوى‌] قرارگاه ویژه خود روان است. تقدیر آن عزیز دانا این است.///و خورشید به [سوى] قرارگاه خود روان است. آن [نظام]، اندازه‌گیرى [خدا] عزیز داناست.///و نیز خورشید تابان بر مدار معین خود دایم بی‌هیچ اختلاف به گردش است. این طرح و تدبیر خدای دانای مقتدر است (و برهان دیگر بر قدرت اوست).///و خورشید با قرار و قاعده‌ [ی معینش‌] جریان دارد، این اندازه آفرینی [خداوند] پیروزمند داناست‌///و خورشید (نیز برای آنها آیتی است) که پیوسته بسوی قرارگاهش در حرکت است؛ این تقدیر خداوند قادر و داناست.///و خورشید روان است سوی آرامگاهی برایش این است اندازه‌نهادن (یا مقرر داشتن) عزتمند دانا///و خورشید برای قرارگاهی (ویژه) روانه است (که) تقدیر [: اندازه‌گیری] آن عزیز بس دانا همین است. quran_en_fa And the Moon,- We have measured for her mansions (to traverse) till she returns like the old (and withered) lower part of a date-stalk. و برای ماه منزل هایی قرار دادیم تا اینکه به صورت شاخه کهنه هلالی شکل و زرد رنگ خرما برگردد [و باز به تدریج بدر کامل شود،]///و برای ماه منزل هایی قرار دادیم تا اینکه به صورت شاخه کهنه هلالی شکل و زرد رنگ خرما برگردد [و باز به تدریج بدر کامل شود،]///و براى ماه منزلهایى مقدر کردیم تا همانند شاخه خشک خرما باریک شود.///و براى ماه منزل‌هایى مقرر کردیم تا [به صورت هلال‌] چون شاخه خشک خرما [باریک شود و] به حال قبلى بازگردد///و براى ماه منزلهایى معین کرده‌ایم، تا چون شاخک خشک خوشه خرما برگردد.///و براى ماه نیز منزلگاه‌هایى معین کرده‌ایم، تا همچون شاخه کهنه‌ى خرما، هلالی شکل و زردرنگ برگردد. [و باز به تدریج بدر کامل شود.]///و نیز (گردش) ماه را (در) منازل معین مقدر کردیم تا مانند شاخه خشکیده خرما (زرد و لاغر به منزل اول) باز گردد (و این بر قدرت حق برهان دیگری است).///و ماه را نیز منزلگاههایی مقرر داشته‌ایم تا [در سیر خویش‌] همچون شاخه خشکیده دیرینه باز می‌گردد///و برای ماه منزلگاه‌هایی قرار دادیم، (و هنگامی که این منازل را طی کرد) سرانجام بصورت «شاخه کهنه قوسی شکل و زرد رنگ خرما» در می‌آید.///و ماه را گردانیدیم منزلهائی تا بازگشت چون شاخه خرمای کهن (خشکیده)///و ماه را (در) منزلگاه‌هایی به اندازه نهادیم، تا چون شاخک خشک خوشه‌ی خرما برگشت. quran_en_fa It is not permitted to the Sun to catch up the Moon, nor can the Night outstrip the Day: Each (just) swims along in (its own) orbit (according to Law). نه برای خورشید این توان هست که به ماه برسد، و نه شب از روز پیشی می‌گیرد، و هر کدام در مداری شناورند.///نه برای خورشید این توان هست که به ماه برسد، و نه شب از روز پیشی می‌گیرد، و هر کدام در مداری شناورند.///آفتاب را نسزد که به ماه رسد و شب را نسزد که بر روز پیشى گیرد. و همه در فلکى شناورند.///نه خورشید را سزد که به ماه رسد، و نه شب پیش گیرنده بر روز است، و هر کدام در مدارى شناورند///نه خورشید را سزد که به ماه رسد، و نه شب بر روز پیشى جوید، و هر کدام در سپهرى شناورند.///نه خورشید را سزاست که به ماه رسد، و نه شب را سزد که بر روز پیشى گیرد. هر کدام در سپهر و مدار معینى شناورند.///نه (در گردش منظم عالم) خورشید را شاید که به ماه فرا رسد و نه شب بر روز سبقت گیرد و هر یک بر مدار معینی (در این دریای بی‌پایان) شناورند.///نه خورشید را سزاوار است که [در سیر خود] به ماه برسد، و نه شب بر روز سبقت جوید، و همه در سپهری شناورند///نه خورشید را سزاست که به ماه رسد، و نه شب بر روز پیشی می‌گیرد؛ و هر کدام در مسیر خود شناورند.///نه مهر را سزد که به ماه رسد و نه شب است پیشی‌گیرنده بر روز و هر کدامند در گردونه‌ای شناوران‌///نه خورشید را سزد که به ماه رسد و نه شب بر روز پیشی‌گیرنده است و هر کدام (از زمین و ماه و خورشید) در گردونه‌ای (فضایی) شناورند. quran_en_fa And a Sign for them is that We bore their race (through the Flood) in the loaded Ark; و برای آنان نشانه‌ای دیگر [از قدرت و رحمت ما] این [است] که فرزندانشان را در کشتی هایی پر [از اجناس و وسایل] حمل کردیم،///و برای آنان نشانه‌ای دیگر [از قدرت و رحمت ما] این [است] که فرزندانشان را در کشتی هایی پر [از اجناس و وسایل] حمل کردیم،///عبرتى دیگر براى آنها آنکه نیاکانشان را در آن کشتى انباشته شده سوار کردیم.///و آیتى [دیگر] براى آنها این که ذریه آنها را در کشتى انباشته شده حمل کردیم///و نشانه‌اى [دیگر] براى آنان اینکه: ما نیاکانشان را در کشتى انباشته، سوار کردیم.///و نشانه‌اى [دیگر] براى آنان، این است که ما فرزندانشان را در کشتى‌هاى پر از بار سوار کردیم.///و برهان دیگر برای آنان آن که ما فرزندان آنان (یعنی بشر) را در کشتی پربار سوار گردانیدیم.///و مایه عبرتی است برای آنان که ما زاد و رودشان را در کشتی گرانبار سوار کردیم‌///نشانه‌ای (دیگر از عظمت پروردگار) برای آنان است که ما فرزندانشان را در کشتیهایی پر (از وسایل و بارها) حمل کردیم.///و آیتی است برای ایشان آنکه ما سوار کردیم نژاد ایشان را در کشتی انباشته‌///و نشانه‌ای (دیگر) برایشان اینکه ما آنان را به‌درستی به حالت ذریه در کشتی انباشته (در صلب‌های پدران و سینه‌های مادران) سوار کردیم. quran_en_fa And We have created for them similar (vessels) on which they ride. و برای آنان چیزهایی مانند کشتی [چون اسب، قاطر و دیگر وسایل نقلیه] آفریدیم که بر آن سوار می‌شوند،///و برای آنان چیزهایی مانند کشتی [چون اسب، قاطر و دیگر وسایل نقلیه] آفریدیم که بر آن سوار می‌شوند،///و برایشان همانند کشتى چیزى آفریدیم که بر آن سوار شوند.///و براى ایشان مانند آن، چیزى آفریدیم که بر آن سوار شوند///و مانند آن براى ایشان مرکوبها [ى دیگرى‌] خلق کردیم.///و براى آنان چیزهای دیگرى همانند کشتی آفریدیم که بر آن سوار مى‌شوند.///و نیز برای آنها به مانند کشتی چیزی که بر آن سوار شوند خلق کردیم (شاید اتومبیل و ترن و طیاره مقصود باشد).///و برای آنان چیزی همانند آن آفریده‌ایم که سوارش می‌شوند///و برای آنها مرکبهای دیگری همانند آن آفریدیم.///و آفریدیم برای ایشان از نمونه چه را سوار شوند///و (نیز) از مانند آن برایشان - آنچه بر آن سواری گیرند - آفریدیم. quran_en_fa If it were Our Will, We could drown them: then would there be no helper (to hear their cry), nor could they be delivered, و اگر بخواهیم آنان را غرق می‌کنیم در این صورت هیچ فریادرسی برای آنان نخواهد بود، و نجات هم نیابند،///و اگر بخواهیم آنان را غرق می‌کنیم در این صورت هیچ فریادرسی برای آنان نخواهد بود، و نجات هم نیابند،///و اگر بخواهیم همه را غرقه مى‌سازیم و آنها را هیچ فریادرسى نباشد و رهایى نیابند،///و اگر بخواهیم غرقشان مى‌سازیم که نه فریادرسى داشته باشند و نه نجات یابند///و اگر بخواهیم غرقشان مى‌کنیم و هیچ فریادرسى نمى‌یابند و روى نجات نمى‌بینند.///و اگر بخواهیم آنان را غرق مى‌کنیم، به گونه‌اى که نه فریادرسى برایشان باشد، و نه نجات داده شوند.///و اگر بخواهیم همه را به دریا غرق کنیم که ابدا نه فریاد رسی و نه راه نجاتی یابند.///و اگر بخواهیم آنان را غرقه می‌سازیم، و فریادرسی ندارند، و نجات داده نشوند///و اگر بخواهیم آنها را غرق می‌کنیم بطوری که نه فریادرسی داشته باشند و نه نجات داده شوند!///و اگر خواهیم غرقشان سازیم تا به فریادرسی ایشان را باشد و نه رهانیده شوند///و اگر بخواهیم غرقشان می‌کنیم، پس هیچ فریادرسی برایشان نیست و نه اینان نجات می‌یابند. quran_en_fa Except by way of Mercy from Us, and by way of (world) convenience (to serve them) for a time. مگر [اینکه] رحمتی از سوی ما [نجاتشان دهد] و تا مدتی [از زندگی دنیا] بهره مندشان کنیم،///مگر [اینکه] رحمتی از سوی ما [نجاتشان دهد] و تا مدتی [از زندگی دنیا] بهره مندشان کنیم،///جز به رحمت ما و برخوردارى تا هنگام مرگ.///مگر رحمتى از جانب ما [شامل حالشان گردد] و تا چندى زندگى کنند///مگر رحمتى از جانب ما [شامل آنها گردد] و تا چندى [آنها را] برخوردار سازیم.///مگر آن که بار دیگر رحمت ما شامل حالشان شود و تا مدتى [دیگر از زندگى] برخوردار باشند.///مگر باز لطف و رحمت ما آنها را نجات دهد و تا وقت معین بهره زندگی بخشد.///مگر رحمتی از سوی ما [بینند] و برخورداری تا زمانی معین‌///مگر اینکه رحمت ما شامل حال آنان شود، و تا زمان معینی از این زندگی بهره گیرند!///جز رحمتی از ما و کامیابی تا زمانی‌///مگر (اینکه) تا چندی رحمتی و برخورداری‌ای از ما (برگیرند). quran_en_fa When they are told, "Fear ye that which is before you and that which will be after you, in order that ye may receive Mercy," (they turn back). و هنگامی که به آنان گویند: از آنچه [عذاب‌های دنیا و آخرت] پیش رو و پشت سر شماست بپرهیزید تا مورد رحمت قرار گیرید [به این هشدار قطعی و یقینی توجه نمی‌کنند،]///و هنگامی که به آنان گویند: از آنچه [عذاب‌های دنیا و آخرت] پیش رو و پشت سر شماست بپرهیزید تا مورد رحمت قرار گیرید [به این هشدار قطعی و یقینی توجه نمی‌کنند،]///و آنگاه که به ایشان گفته شود که از آنچه در پیش روى دارید یا پشت سر مى‌گذارید بترسید، شاید بر شما رحمت آرند؛ روى بگردانند.///و چون به ایشان گفته شود: از آنچه در پیش رو و پشت سر دارید بترسید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید [اعتنا نمى‌کنند]///و چون به ایشان گفته شود: «از آنچه در پیش رو و پشت سر دارید بترسید، امید که مورد رحمت قرار گیرید» [نمى‌شنوند].///و هرگاه به آنان گفته شود: «از آنچه که پیش روى شماست و از آنچه به دنبال شماست، پروا کنید، تا شاید مورد رحمت قرار گیرید.»///و چون مردم را گویند که در امر گذشته و آینده (دنیا و آخرت) خویش (اندیشه کنید و) تقوا پیشه کنید شاید مورد لطف و رحمت خدا گردید (روی بگردانند).///و چون به ایشان گفته شود از آنچه پیش روی شما و از آنچه پشت سرتان است، پروا کنید، باشد که مشمول رحمت شوید [اعراض کنند]///و هرگاه به آنها گفته شود: «از آنچه پیش رو و پشت سر شماست [= از عذابهای الهی‌] بترسید تا مشمول رحمت الهی شوید!» (اعتنا نمی‌کنند).///و گاهی که گفته شود بدیشان بترسید آنچه را پیش روی شما و آنچه پشت سر شما است شاید رحم شوید///و هنگامی (که) به ایشان گفته شود: «آنچه را در پیش رو و پشت سر دارید (هراس و) پاس دارید، شاید مورد رحمت قرار گیرید» (نمی‌شنوند). quran_en_fa Not a Sign comes to them from among the Signs of their Lord, but they turn away therefrom. و هیچ آیه‌ای از آیات پروردگارشان برای آنان نمی‌آید مگر اینکه از آن روی می‌گردانند.///و هیچ آیه‌ای از آیات پروردگارشان برای آنان نمی‌آید مگر اینکه از آن روی می‌گردانند.///و هیچ آیه‌اى از آیات پروردگارشان بر ایشان نازل نشود جز آنکه از آن اعراض کنند.///و هیچ آیتى از آیات پروردگارشان براى آنان نمى‌آید جز این که از آن رویگردان مى‌شوند///و هیچ نشانه‌اى از نشانه‌هاى پروردگارشان بر آنان نیامد، جز اینکه از آن رویگردان شدند.///و هیچ نشانه‌اى از نشانه‌هاى پروردگارشان براى آنان نمى‌آید، مگر آن که از آنها روى‌گردانند.///و بر این مردم (غافل) هیچ از آیات الهی نیاید جز آنکه از آن اعراض کنند.///و هیچ آیتی از آیات پروردگارشان برای آنان نیامده است مگر آنکه از آن رویگردان بوده‌اند///و هیچ آیه‌ای از آیات پروردگارشان برای آنها نمی‌آید مگر اینکه از آن روی‌گردان می‌شوند.///و نمی‌آیدشان آیتی از آیتهای پروردگارشان مگر هستند از آن روی‌گردانان‌///و هیچ نشانه‌ای از نشانه‌های پروردگارشان ایشان را نمی‌آید، جز اینکه از آن رویگردان بوده‌اند. quran_en_fa And when they are told, "Spend ye of (the bounties) with which Allah has provided you," the Unbelievers say to those who believe: "Shall we then feed those whom, if Allah had so willed, He would have fed, (Himself)?- Ye are in nothing but manifest error." و هنگامی که به آنان گویند: از آنچه خدا روزی شما کرده، انفاق کنید، کافران به مؤمنان گویند: آیا کسانی را اطعام کنیم که اگر خدا می‌خواست آنان را اطعام می‌کرد؟ [پس گرسنگی را خدا بر آنان خواسته است] ولی شما [ای کفرپیشگان!] جز در گمراهی آشکاری نیستند.///و هنگامی که به آنان گویند: از آنچه خدا روزی شما کرده، انفاق کنید، کافران به مؤمنان گویند: آیا کسانی را اطعام کنیم که اگر خدا می‌خواست آنان را اطعام می‌کرد؟ [پس گرسنگی را خدا بر آنان خواسته است] ولی شما [ای کفرپیشگان!] جز در گمراهی آشکاری نیستند.///و چون گفته شود که از آنچه خدا روزیتان کرده است انفاق کنید، کافران به مؤمنان گویند: آیا کسانى را طعام دهیم که اگر خدا مى‌خواست خود آنها را طعام مى‌داد؟ شما در گمراهى آشکار هستید.///و چون به آنها گفته شود: از آنچه خدا روزیتان کرده انفاق کنید، کسانى که کافر شدند به مؤمنان مى‌گویند: آیا کسى را طعام دهیم که اگر خدا مى‌خواست وى را اطعام مى‌کرد؟ شما جز در گمراهى آشکار نیستید///و چون به آنان گفته شود: «از آنچه خدا به شما روزى داده انفاق کنید»، کسانى که کافر شده‌اند، به آنان که ایمان آورده‌اند، مى‌گویند: «آیا کسى را بخورانیم که اگر خدا مى‌خواست [خودش‌] وى را مى‌خورانید؟ شما جز در گمراهى آشکارى [بیش‌] نیستید.»///و هرگاه به آنان گفته شود: «از آنچه خداوند روزى شما کرده، بخشش کنید.» کسانى که کفر ورزیدند به کسانى که ایمان آورده‌اند، مى‌گویند: «آیا به کسى غذا دهیم که اگر خداوند مى‌خواست، [خودش] به او غذا مى‌داد؟ شما در گمراهى آشکارى هستید.»///و چون به آنها گویند که از آنچه خدا روزی شما قرار داده (چیزی برای خدا به فقیران) انفاق کنید، کافران به اهل ایمان جواب دهند آیا ما به کسی که اگر خدا می‌خواست به او هم روزی می‌داد اطعام و دستگیری کنیم؟ شما پیداست که سخت در غلط و گمراهی هستید (و راه راست آن است که چنان که خدا به فقیران احسان نکرده ما هم نکنیم).///و چون به ایشان گفته شود از آنچه خداوند به شما روزی داده است، بخشش کنید، کافران به مؤمنان گویند، آیا کسی را خوراک دهیم که اگر خداوند بخواهد خوراکش می‌دهد، شما جز در گمراهی آشکار نیستید///و هنگامی که به آنان گفته شود: «از آنچه خدا به شما روزی کرده انفاق کنید!»، کافران به مؤمنان می‌گویند: «آیا ما کسی را اطعام کنیم که اگر خدا می‌خواست او را اطعام می‌کرد؟! (پس خدا خواسته است او گرسنه باشد)، شما فقط در گمراهی آشکارید»!///و گاهی که گفته شود بدیشان دهید از آنچه روزیتان داده است خدا گویند آنان که کفر ورزیدند بدانان که ایمان آوردند آیا خورانیم آن را که اگر می‌خواست خدا می‌خورانیدش نیستید شما مگر در گمراهیی آشکار///و چون به آنان گفته شود: «از آنچه خدا روزیتان داده انفاق کنید»، کسانی که کافر شدند، برای آنان که ایمان آوردند، گویند: «آیا کسی را بخورانیم که اگر خدا می‌خواست (خودش) وی را می‌خورانید؟ شما جز در گمراهی آشکارگری (بیش) نیستید.» quran_en_fa Further, they say, "When will this promise (come to pass), if what ye say is true?" و می‌گویند: اگر راستگویید، این وعده [قیامت و عذاب] کی خواهد بود؟///و می‌گویند: اگر راستگویید، این وعده [قیامت و عذاب] کی خواهد بود؟///و مى‌گویند: اگر راست مى‌گویید، این وعده کى خواهد بود؟///و مى‌گویند: این وعده‌ى [قیامت‌] کى خواهد بود اگر راست مى‌گویید///و مى‌گویند: «اگر راست مى‌گویید، پس این وعده [عذاب‌] کى خواهد بود؟»///و [کافران] مى‌گویند: «اگر راست مى‌گویید، این وعده‌ی [قیامت] کی فرامى‌رسد؟»///و کافران (از روی تمسخر به رسول و مؤمنان) گویند: پس این وعده (قیامت و بهشت و دوزخ) اگر راست می‌گویید کی خواهد بود؟///و گویند اگر راست می‌گویید این وعده کی فرا می‌رسد///آنها می‌گویند: «اگر راست می‌گویید، این وعده (قیامت) کی خواهد بود؟!///و گویند چه هنگام است این وعده اگر هستید راستگویان‌///و می‌گویند: «اگر (از) راستان بوده‌اید، پس این وعده کی خواهد بود؟» quran_en_fa They will not (have to) wait for aught but a single Blast: it will seize them while they are yet disputing among themselves! اینان جز یک فریاد مرگبار [آسمانی] را انتظار نمی‌کشند که آنان را در حالی که سرگرم مجادله و ستیز [در امور دنیایی] اند فراگیرد.///اینان جز یک فریاد مرگبار [آسمانی] را انتظار نمی‌کشند که آنان را در حالی که سرگرم مجادله و ستیز [در امور دنیایی] اند فراگیرد.///اینان انتظار یک بانگ سهمناک را مى‌برند، تا بدان هنگام که سرگرم ستیزه هستند فروگیردشان؛///آنها جز یک صیحه‌ى [آسمانى‌] را انتظار نخواهند کشید که آنان را در حالى که سرگرم جدالند، غافلگیر مى‌کند///جز یک فریاد [مرگبار] را انتظار نخواهند کشید که هنگامى که سرگرم جدالند غافلگیرشان کند.///آنان جز یک صیحه را انتظار نمى‌کشند که آنان را فراخواهد گرفت، در حالى که به کشمکش و ستیز [در امور دنیوی] سرگرمند.///این منکران قیامت انتظار نکشند جز یک صیحه (اسرافیل حق) را که (به مرگ) همه را فرا گیرد در حالی که (در کارهای دنیا یا در صیحه دوم قیامت) با هم به بحث و جدل مشغول‌اند.///جز بانگ مرگبار یگانه‌ای را انتظار نمی‌کشند که در حالی که ستیزه و جدل می‌کنند، فروگیردشان‌///(اما) جز این انتظار نمی‌کشند که یک صیحه عظیم (آسمانی) آنها را فراگیرد، در حالی که مشغول جدال (در امور دنیا) هستند.///ننگرند (چشم به راه نیستند) جز یک خروش را که بگیردشان حالی که ایشانند با هم ستیزه‌کنان‌///جز یک فریاد (مرگبار) را نظر و انتظار ندارند، (تا) هنگامی که سرگرم جدالند درگیردشان. quran_en_fa No (chance) will they then have, by will, to dispose (of their affairs), nor to return to their own people! [فریادی که وقتی بر سر آنان زده شود] نه می‌توانند وصیتی کنند و نه [اگر بیرون خانه باشند] می‌توانند به خانواده خود برگردند،///[فریادی که وقتی بر سر آنان زده شود] نه می‌توانند وصیتی کنند و نه [اگر بیرون خانه باشند] می‌توانند به خانواده خود برگردند،///آنچنان که یاراى وصیتى نداشته باشند و نتوانند نزد کسان خویش بازگردند.///آن‌گاه نه بتوانند وصیتى کنند و نه به نزد کسان خویش باز گردند///آنگاه نه توانایى وصیتى دارند و نه مى‌توانند به سوى کسان خود برگردند.///پس در آن حال، نه توان وصیتى دارند، و نه مى‌توانند به سوى خانواده‌هایشان بازگردند.///پس (در آن لحظه مرگ) نه توانایی سفارشی دارند و نه به اهل بیت خود رجوع توانند کرد.///و در آن هنگام نه وصیتی توانند کرد و نه به سوی خانواده‌شان باز می‌گردند///(چنان غافلگیر می‌شوند که حتی) نمی‌توانند وصیتی کنند یا به سوی خانواده خود بازگردند!///پس نتوانند وصیت گذاردنی و نه بسوی خاندان خویش بازگردند (یا سخن گویند)///پس (آن‌گاه) نه می‌توانند سفارشی کنند و نه سوی کسان خود برگردند. quran_en_fa The trumpet shall be sounded, when behold! from the sepulchres (men) will rush forth to their Lord! و در صور دمیده شود، ناگاه همه آنان از قبرها به سوی پروردگارشان می‌شتابند.///و در صور دمیده شود، ناگاه همه آنان از قبرها به سوی پروردگارشان می‌شتابند.///و در صور دمیده شود و آنان از قبرها بیرون آیند و شتابان به سوى پروردگارشان روند.///و [بار دیگر] در صور دمیده شود و به ناگاه از قبرها شتابان به سوى پروردگار خویش روان شوند///و در صور دمیده خواهد شد، پس بناگاه از گورهاى خود شتابان به سوى پروردگار خویش مى‌آیند.///و در صور دمیده شود، پس ناگاه آنان از گورها [برخاسته،] شتابان به سوى پروردگارشان مى‌آیند.///و (چون بار دوم) در صور دمیده شود به ناگاه همه از قبرها به سوی خدای خود به سرعت می‌شتابند.///و در صور دمیده شود، آنگاه ایشان از گورها [برخیزند و] به سوی پروردگارشان بشتابند///(بار دیگر) در «صور» دمیده می‌شود، ناگهان آنها از قبرها، شتابان به سوی (دادگاه) پروردگارشان می‌روند!///و دمیده شد در صور که ناگاه ایشانند از گورها بسوی پروردگار خویش شتابندگان‌///و در صور [: بوق جان‌افزا] دمیده شد، پس به ناگاه از گورها (شان) شتابان سوی پروردگارشان جدا شوند. quran_en_fa They will say: "Ah! Woe unto us! Who hath raised us up from our beds of repose?"... (A voice will say:) "This is what (Allah) Most Gracious had promised. And true was the word of the messengers!" می‌گویند: ای وای بر ما، چه کسی ما را از خواب گاهمان برانگیخت؟ این واقعیتی است که [خدای] رحمان وعده داده بود و پیامبران راست گفته بودند!!///می‌گویند: ای وای بر ما، چه کسی ما را از خواب گاهمان برانگیخت؟ این واقعیتی است که [خدای] رحمان وعده داده بود و پیامبران راست گفته بودند!!///مى‌گویند: واى بر ما، چه کسى ما را از خوابگاه‌هایمان برانگیخت؟ این همان وعده خداى رحمان است و پیامبران راست گفته بودند.///گویند: واى بر ما، چه کسى ما را از خوابگاهمان برانگیخت؟ این همان چیزى است که خداى رحمان وعده داده بود و پیامبران راست گفتند///مى‌گویند: «اى واى بر ما، چه کسى ما را از آرامگاهمان برانگیخت؟ این است همان وعده خداى رحمان، و پیامبران راست مى‌گفتند.»///می‌گویند: «واى بر ما! چه کسى ما را از خوابگاهمان برانگیخت؟ این همان است که [خداى] رحمان وعده داد. و پیامبران راست گفتند.»///و گویند: ای وای بر ما، که ما را از خوابگاهمان برانگیخت؟ این همان وعده خدای مهربان است و رسولان همه راست گفتند.///گویند وای بر ما، کی ما را از خواب [گاه‌] مان برانگیخت؟ این همان است که خدای رحمان وعده داده بود و پیامبران راست گفته‌اند///می‌گویند: «ای وای بر ما! چه کسی ما را از خوابگاهمان برانگیخت؟! (آری) این همان است که خداوند رحمان وعده داده، و فرستادگان (او) راست گفتند!»///گویند وای بر ما که برانگیخت ما را از خوابگاه ما این است آنچه وعده داد خداوند مهربان و راست گفتند فرستادگان‌///گفتند: «ای وای بر ما! چه کسی ما را از خوابگاهمان برانگیخت‌؟» (به آنان گویند:) «این است همان وعده‌ی رحمان، و پیامبران راست گفتند.» quran_en_fa It will be no more than a single Blast, when lo! they will all be brought up before Us! [آن صحنه عظیم] جز یک فریاد نیست، پس به ناگاه همه آنان [گردآوری شده و] نزد ما احضار می‌شوند.///[آن صحنه عظیم] جز یک فریاد نیست، پس به ناگاه همه آنان [گردآوری شده و] نزد ما احضار می‌شوند.///جز یک بانگ سهمناک نخواهد بود، که همه نزد ما حاضر مى‌آیند.///آن جز یک صیحه نخواهد بود که ناگهان همگى نزد ما احضار خواهند شد/// [باز هم‌] یک فریاد است و بس؛ و بناگاه همه در پیشگاه ما حاضر آیند.///[آرى!] جز یک بانگ مرگبار نبود، که ناگهان همگى نزد ما احضار شدند.///و آن جز یک صیحه (و یک لحظه بیش) نباشد که ناگاه تمام خلایق محشر به پیشگاه ما حاضر آورده خواهند شد.///[سپس‌] جز بانگ مرگبار یگانه‌ای در کار نیست، آنگاه است که همگی [آنان‌] در نزد ما حاضر شدگانند///صیحه واحدی بیش نیست، (فریادی عظیم برمی‌خیزد) ناگهان همگی نزد ما احضار می‌شوند!///نبود آن جز یک خروش که ناگهان ایشانند همگان با هم نزد ما احضارشدگان‌///(این) بجز یک فریادی (جانخواه) نبود، پس ناگهان همگان در پیشگاه‌مان حاضرشدگانند. quran_en_fa Then, on that Day, not a soul will be wronged in the least, and ye shall but be repaid the meeds of your past Deeds. در این روز به هیچ کس ذره‌ای ستم نمی‌شود، و جز آنچه را انجام می‌دادید پاداش داده نمی‌شوید.///در این روز به هیچ کس ذره‌ای ستم نمی‌شود، و جز آنچه را انجام می‌دادید پاداش داده نمی‌شوید.///آن روز به کس ستم نمى‌شود. و جز همانند کارى که کرده‌اید پاداش نمى‌بینید.///امروز بر هیچ کس هیچ ستمى نمى‌رود و جز در برابر آنچه مى‌کردید پاداش نمى‌بینید///امروز بر کسى هیچ ستم نمى‌رود، جز در برابر آنچه کرده‌اید پاداشى نخواهید یافت.///پس در چنین روزى بر هیچ کس ستمى نمى‌شود. و جز آنچه عمل کردید، جزایى داده نمى‌شوید.///پس در آن روز کمترین ظلمی به هیچ کس نشود و جز آنچه عمل کرده‌اید ابدا جزایی نخواهید یافت.///[بدانید که‌] امروز بر هیچ کس ستمی نرود، و جز در برابر کاری که کرده‌اید، جزا نیابید///(و به آنها گفته می‌شود:) امروز به هیچ کس ذره‌ای ستم نمی‌شود، و جز آنچه را عمل می‌کردید جزا داده نمی‌شوید!///پس امروز نه ستم شود به کسی چیزی و نه پاداش داده شوید جز آنچه بودید می‌کردید///پس امروز بر هیچ کسی هیچ ستمی نمی‌رود و جز آنچه می‌کرده‌اید پاداشی نخواهید یافت. quran_en_fa Verily the Companions of the Garden shall that Day have joy in all that they do; همانا بهشتیان در چنین روزی در سرگرمی وصف ناپذیری شیرین کام و خوش اند.///همانا بهشتیان در چنین روزی در سرگرمی وصف ناپذیری شیرین کام و خوش اند.///بهشتیان آن روز به شادمانى مشغول باشند.///اهل بهشت در این روز به شادمانى سرگرمند///در این روز، اهل بهشت کار و بارى خوش در پیش دارند.///بى‌شک اهل بهشت در آن روز به خوشى مشغولند.///اهل بهشت آن روز خوش به وجد و نشاط مشغولند.///بی‌گمان بهشتیان امروز در کاری خوش و خرمند///بهشتیان، امروز به نعمتهای خدا مشغول و مسرورند.///همانا یاران بهشت امروز دست بکار کامرانند///همانا امروز، بهشتیان کار و باری خوش در پیش دارند. quran_en_fa They and their associates will be in groves of (cool) shade, reclining on Thrones (of dignity); آنان و همسرانشان در زیر سایه هایی [آرام بخش] بر تخت هایی [آراسته چون حجله عروس] تکیه می‌زنند.///آنان و همسرانشان در زیر سایه هایی [آرام بخش] بر تخت هایی [آراسته چون حجله عروس] تکیه می‌زنند.///آنها و همسرانشان در سایه‌ها بر تختها تکیه زده‌اند.///آنها و همسرانشان در سایه‌ها بر تخت‌ها تکیه زده‌اند///آنها با همسرانشان در زیر سایه‌ها بر تختها تکیه مى‌زنند.///آنان و همسرانشان در زیر سایه‌ها بر تخت‌هاى آراسته تکیه مى‌زنند.///آنان با زنان و اقرانشان در سایه‌ها (ی درختان بهشت) بر تختها (ی عزت) تکیه کرده‌اند.///ایشان و جفتهایشان در سایه‌ساران بر روی اورنگها تکیه زده‌اند///آنها و همسرانشان در سایه‌های (قصرها و درختان بهشتی) بر تختها تکیه زده‌اند.///آنان و همسرانشان در سایه‌هائی بر اریکه‌هایند تکیه‌کنندگان‌///آنان با همگنانشان در (زیر) سایه‌هایی بر تخت‌ها تکیه‌کنندگانند. quran_en_fa (Every) fruit (enjoyment) will be there for them; they shall have whatever they call for; برای آنان در آنجا میوه‌ها [ی عالی و مطبوع] و آنچه دلشان بخواهد فراهم است.///برای آنان در آنجا میوه‌ها [ی عالی و مطبوع] و آنچه دلشان بخواهد فراهم است.///در آنجا هر میوه و هر چیز دیگر که بخواهند فراهم است.///در آن جا براى آنها [هر گونه‌] میوه است و هر چه دلشان بخواهد براى آنها [مهیا] ست///در آنجا براى آنها [هر گونه‌] میوه است و هر چه دلشان بخواهد.///در آنجا [هرگونه] میوه براى آنان آماده است. و هر آنچه بخواهند، برایشان فراهم است.///برای آنها در آنجا میوه‌های گوناگون و هر چه بخواهند آماده است.///در آنجا برای آنان میوه‌هاست، و برای آنان هرچه طلب کنند، آماده است‌///برای آنها در بهشت میوه بسیار لذت‌بخشی است، و هر چه بخواهند در اختیار آنان خواهد بود!///آنان را است در آن میوه و آنان را است در آن هر چه می‌خواهند///در آنجا برای آنان میوه‌ای است و در آنجا هر چه بخواهند هست. quran_en_fa "Peace!" - a word (of salutation) from a Lord Most Merciful! با سلام [ی پرارزش و سلامت بخش] که گفتاری از پروردگاری مهربان است.///با سلام [ی پرارزش و سلامت بخش] که گفتاری از پروردگاری مهربان است.///و سلامى که سخن پروردگار مهربان است.///و [آنها را] سلامى است که سخنى از پروردگار مهربان است///از جانب پروردگار [ى‌] مهربان [به آنان‌] سلام گفته مى‌شود.///سلام، سخنى از [سوى] پروردگار مهربان [که مى‌شنوند].///(فرشتگان رحمت) بر آنان از خدای مهربان سلام و تحیت رسانند.///سلام [بر شما]، این سخنی است از پروردگار مهربان‌///بر آنها سلام (و درود الهی) است؛ این سخنی است از سوی پروردگاری مهربان!///سلامی است گفتاری از پروردگار مهربان‌///از جانب پروردگاری رحمان سخنی سلامت‌وار برایشان است. quran_en_fa "And O ye in sin! Get ye apart this Day! و [ندا آید:] ای گناهکاران! امروز [از صف نیکان] جدا شوید.///و [ندا آید:] ای گناهکاران! امروز [از صف نیکان] جدا شوید.///اى گناهکاران، امروز کنارى گیرید.///[ندا آید:] امروز [از مؤمنان‌] جدا شوید اى تبهکاران///و اى گناهکاران، امروز [از بى‌گناهان‌] جدا شوید.///و «اى گناهکاران! امروز [از صف بهشتیان] جدا شوید!»///و (به فاسقان خطاب شود) ای بد کاران، امروز شما (از صف نیکوان) جدا شوید.///[و ندا آید] امروز ای گنهکاران [از نیکوکاران‌] جدا شوید///(و به آنها می‌گویند:) جدا شوید امروز ای گنهکاران!///و جدا شوید امروز ای گنهکاران‌///و ای گناهکاران! امروز (از بی‌گناهان) جدا و نمایان شوید. quran_en_fa "Did I not enjoin on you, O ye Children of Adam, that ye should not worship Satan; for that he was to you an enemy avowed?- ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را مپرستید که او بی تردید دشمن آشکاری برای شماست؟///ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را مپرستید که او بی تردید دشمن آشکاری برای شماست؟///اى فرزندان آدم، آیا با شما پیمان نبستم که شیطان را نپرستید زیرا دشمن آشکار شماست؟///مگر با شما پیمان نبستم اى فرزندان آدم! که عبادت شیطان نکنید که وى دشمن آشکار شماست///اى فرزندان آدم، مگر با شما عهد نکرده بودم که شیطان را مپرستید، زیرا وى دشمن آشکار شماست؟///اى فرزندان آدم! مگر با شما پیمان نبستم که شیطان را اطاعت نکنید. او براى شما دشمنى آشکار است.///(خطاب آید) ای آدم زادگان، آیا به شما سفارش ننمودم که شیطان را نپرستید، زیرا روشن است که او دشمن بزرگ شماست؟!///آیا ای آدمیان با شما پیمان نبسته بودم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟///آیا با شما عهد نکردم ای فرزندان آدم که شیطان را نپرستید، که او برای شما دشمن آشکاری است؟!///آیا اندرز ندادم شما را ای بنی‌آدم که نپرستید شیطان را که او شما را است دشمنی آشکار///ای فرزندان آدم! مگر با شما عهد (فطری، عقلانی و وحیانی) نکردم که شیطان را نپرستید (که) بی‌گمان وی دشمنی آشکارگر برای شماست‌؟ quran_en_fa "And that ye should worship Me, (for that) this was the Straight Way? و اینکه مرا بپرستید که این راهی است مستقیم،///و اینکه مرا بپرستید که این راهی است مستقیم،///و مرا بپرستید، که راه راست این است؟///و این که تنها مرا بندگى کنید که راه راست همین است///و اینکه مرا بپرستید؛ این است راه راست!///و تنها مرا بپرستید، که راه راست همین است.///و مرا پرستش کنید، که این راه مستقیم (سعادت ابدی) است؟!///و اینکه مرا بپرستید، که این راهی راست است‌///و اینکه مرا بپرستید که راه مستقیم این است؟!///و آنکه مرا پرستید این است راهی راست‌///و اینکه مرا بپرستید (که) این راهی است بس راست! quran_en_fa "But he did lead astray a great multitude of you. Did ye not, then, understand? و همانا شیطان گروه بسیاری از شما را گمراه کرد، آیا تعقل نمی‌کردید [که پیروانش به چه سرنوشت شومی دچار شدند؟]///و همانا شیطان گروه بسیاری از شما را گمراه کرد، آیا تعقل نمی‌کردید [که پیروانش به چه سرنوشت شومی دچار شدند؟]///بسیارى از شما را گمراه کرد. مگر به عقل درنمى‌یافتید؟///و حقا که او بسیارى از شما را به بیراهه کشاند. چرا تعقل نمى‌کردید///و [او] گروهى انبوه از میان شما را سخت گمراه کرد؛ آیا تعقل نمى‌کردید؟///اما شیطان گروه زیادى از شما را گمراه کرد. پس چرا تعقل نمى‌کردید؟///و همانا خلق بسیاری از شما نوع بشر را (این دیو) به گمراهی کشید، آیا عقل و فکرت کار نمی‌بستید (تا از مکر و فریبش بپرهیزید).///و به راستی گروهی بسیار از شما را گمراه کرد، آیا تعقل نمی‌کردید؟///او گروه زیادی از شما را گمراه کرد، آیا اندیشه نکردید؟!///و هر آینه گمراه ساخت از شما گروهی بسیار را آیا نبودید بخرد یابید///و (شیطان) بی‌چون گروهی سخت و انبوه از میان شما را بی‌گمان گمراه کرد. آیا عقل‌های خود (تان) را نمی‌توانستید به کار برگیرید؟ quran_en_fa "This is the Hell of which ye were (repeatedly) warned! این است دوزخی که به شما وعده می‌دادند.///این است دوزخی که به شما وعده می‌دادند.///این است آن جهنمى که به شما وعده داده شده بود.///این همان دوزخى است که به شما وعده داده مى‌شد///این است جهنمى که به شما وعده داده مى‌شد!///این همان جهنمى است که به شما وعده داده مى‌شد.///این همان دوزخی است که به شما (پیروان شیطان) وعده می‌دادند.///این همان جهنمی است که به شما وعده داده شده بود///این همان دوزخی است که به شما وعده داده می‌شد!///این است دوزخی که بودید وعده داده می‌شدید///این است جهنمی که به شما وعده داده می‌شده است! quran_en_fa "Embrace ye the (fire) this Day, for that ye (persistently) rejected (Truth)." امروز به کیفر کفری که همواره می‌ورزیدید، در آن درآیید.///امروز به کیفر کفری که همواره می‌ورزیدید، در آن درآیید.///به سزاى کفرتان اینک در آن داخل شوید.///هم اکنون در شعله‌هاى آن بسوزید به سزاى آن که کفر مى‌ورزیدید///به [جرم‌] آنکه کفر مى‌ورزیدید، اکنون در آن درآیید.///امروز وارد آن شوید، به خاطر کفرى که داشتید.///امروز در آتش آن به کیفر کفرتان داخل شوید.///امروز به خاطر کفری که می‌ورزیدید، به آن درآیید///امروز وارد آن شوید و به خاطر کفری که داشتید به آتش آن بسوزید!///بچشیدش امروز بدانچه بودید ناسپاسی می‌کردید///به (جرم) آنکه کفر می‌ورزیدید، اکنون آن را بیفروزید! quran_en_fa That Day shall We set a seal on their mouths. But their hands will speak to us, and their feet bear witness, to all that they did. امروز بر دهان هایشان مهر خاموشی نهیم و دست هایشان با ما سخن می‌گویند و پاهایشان به اعمالی که همواره مرتکب می‌شدند، گواهی می‌دهند!///امروز بر دهان هایشان مهر خاموشی نهیم و دست هایشان با ما سخن می‌گویند و پاهایشان به اعمالی که همواره مرتکب می‌شدند، گواهی می‌دهند!///امروز بر دهانهایشان مهر مى‌نهیم. و دستهایشان با ما سخن خواهند گفت و پاهایشان شهادت خواهند داد که چه مى‌کرده‌اند.///امروز بر دهان‌هاشان مهر مى‌نهیم و دست‌هایشان با ما سخن مى‌گوید و پاهایشان بدانچه فراهم مى‌کردند گواهى مى‌دهد///امروز بر دهانهاى آنان مهر مى‌نهیم، و دستهایشان با ما سخن مى‌گویند، و پاهایشان بدانچه فراهم مى‌ساختند گواهى مى‌دهند.///امروز بر دهان‌هایشان مهر [خاموشى] مى‌نهیم، و دست‌هایشان با ما سخن مى‌گویند، و پاهایشان به اعمالى که همواره مرتکب مى‌شدند، گواهى مى‌دهند.///امروز بر دهان آن کافران مهر خموشی نهیم و دستهایشان با ما سخن گوید و پاهایشان به آنچه می‌کردند گواهی دهد.///امروز بر دهانهایشان مهر گذاریم و درباره آنچه می‌کردند، دستهایشان با ما سخن بگویند، و پاهایشان گواهی دهند///امروز بر دهانشان مهر می‌نهیم، و دستهایشان با ما سخن می‌گویند و پاهایشان کارهایی را که انجام می‌دادند شهادت می‌دهند!///امروز مهر نهیم بر دهانهای ایشان و سخن گویند با ما دستهای ایشان و گواهی دهند پاهای ایشان بدانچه بودند فراهم می‌کردند///امروز بر دهان‌هایشان مهر می‌نهیم، درحالی که دست‌هایشان با ما سخن می‌گویند و پاهایشان بدانچه فراهم می‌ساخته‌اند گواهی می‌دهند. quran_en_fa If it had been our Will, We could surely have blotted out their eyes; then should they have run about groping for the Path, but how could they have seen? و اگر بخواهیم [در همین دنیا] دیدگانشان را محو می‌کنیم، پس به [سوی همان] راه [گمراهی] بر یکدیگر پیشی می‌گیرند؛ نهایتا چگونه و کجا می‌توانند [صراط مستقیم را] ببینند؟///و اگر بخواهیم [در همین دنیا] دیدگانشان را محو می‌کنیم، پس به [سوی همان] راه [گمراهی] بر یکدیگر پیشی می‌گیرند؛ نهایتا چگونه و کجا می‌توانند [صراط مستقیم را] ببینند؟///اگر بخواهیم، چشمانشان را محو مى‌کنیم. پس شتابان آهنگ راه کنند. اما کجا را توانند دید؟///و اگر مى‌خواستیم، بى‌تردید چشمانشان را محو مى‌کردیم، پس [با چشم بسته‌] در راه [نجات‌] بر هم سبقت مى‌جستند، ولى کجا را مى‌دیدند///و اگر بخواهیم، هر آینه فروغ از دیدگانشان مى‌گیریم تا در راه [کج‌] بر هم پیشى جویند؛ ولى [راه راست را] از کجا مى‌توانند ببینند؟///و اگر بخواهیم، دیدگانشان را محو مى‌کنیم، پس آن‌گاه که خواستند در راه سبقت گیرند، چگونه خواهند دید؟///و اگر ما بخواهیم، دیده‌هایشان را (به گمراهی) محو و نابینا کنیم تا چون به راه سبقت گیرند کجا (با کوری و گمراهی) بصیرت یابند؟///و اگر خواهیم دیدگانشان را نابینا سازیم، آنگاه به سوی راه [/صراط] بشتابند، اما چگونه بنگرند///و اگر بخواهیم چشمانشان را محو کنیم؛ سپس برای عبور از راه، می‌خواهند بر یکدیگر پیشی بگیرند، اما چگونه می‌توانند ببینند؟!///و اگر می‌خواستیم می‌گرفتیم دیدگان ایشان را پس سبقت گرفتند بسوی راه ولی کجا بینند///و اگر بخواهیم، همانا بر (چشم‌ها) شان مهر (نابینایی) می‌زنیم. پس در آن راه راست (بهشت) بر هم پیشی جویند؛ پس (راه راست را) کی و کجا می‌توانند ببینند؟ quran_en_fa And if it had been Our Will, We could have transformed them (to remain) in their places; then should they have been unable to move about, nor could they have returned (after error). و [نیز] اگر بخواهیم آنان را در جای خودشان مسخ می‌کنیم، [و به صورت جمادی خشک درمی آوریم] که نه بتوانند بروند و نه بازگردند،///و [نیز] اگر بخواهیم آنان را در جای خودشان مسخ می‌کنیم، [و به صورت جمادی خشک درمی آوریم] که نه بتوانند بروند و نه بازگردند،///و اگر بخواهیم، آنها را بر جایشان مسخ کنیم، که نه توان آن داشته باشند که به پیش قدم بردارند و نه بازپس گردند.///و اگر مى‌خواستیم، قطعا آنان را بر جاى خود مسخ مى‌کردیم [و مى‌خشکاندیم‌] که نتوانند پیش بروند و نه به عقب برگردند///و اگر بخواهیم، هرآینه ایشان را در جاى خود مسخ مى‌کنیم [به گونه‌اى‌] که نه بتوانند بروند و نه برگردند.///و اگر بخواهیم، آنان را در جاى خود مسخ مى‌کنیم [و به تندیس‌هایى بى‌روح یا جانورانی زشت مبدل مى‌سازیم،] به گونه‌اى که نه بتوانند به راه خود ادامه دهند، و نه برگردند.///و اگر بخواهیم همان جا صورت آنها را مسخ کنیم (تا به شکل سگان و بوزینگان شوند) که نه (از آن صورت یا از آن جا) بتوانند گذشت و نه (به صورت اول) بازگشت.///و اگر خواهیم آنان را در جایشان مسخ گردانیم، آنگاه نتوانند رفتاری کنند و نه بازگردند///و اگر بخواهیم آنها را در جای خود مسخ می‌کنیم (و به مجسمه‌هایی بی‌روح مبدل می‌سازیم) تا نتوانند راه خود را ادامه دهند یا به عقب برگردند!///و اگر می‌خواستیم هر آینه مسخ می‌کردیم ایشان را (پیکری دیگر می‌آوردیمشان) با فرمانروائیشان پس نتوانند رفتن را و نه بازگردند///و اگر بخواهیم، ایشان را بی‌گمان در عین توان و موقعیتشان مسخ می‌کنیم (به گونه‌ای) که نه بتوانند بروند و نه بر‌گردند. quran_en_fa If We grant long life to any, We cause him to be reversed in nature: Will they not then understand? و به هر کس عمر طولانی دهیم، او را در عرصه آفرینش [به سوی حالت ضعف، سستی، نقصان و فراموشی] واژگونش می‌کنیم؛ پس آیا تعقل نمی‌کنند؟///و به هر کس عمر طولانی دهیم، او را در عرصه آفرینش [به سوی حالت ضعف، سستی، نقصان و فراموشی] واژگونش می‌کنیم؛ پس آیا تعقل نمی‌کنند؟///هر که را عمر دراز دهیم، در آفرینش دگرگونش کنیم. چرا تعقل نمى‌کنند؟///و هر که را عمر دراز دهیم، در آفرینش دگرگونش کنیم [که ناتوان شود]، پس آیا نمى‌اندیشند///و هر که را عمر دراز دهیم، او را [از نظر] خلقت فروکاسته [و شکسته‌] گردانیم، آیا نمى‌اندیشند؟///و هر کس را عمر دراز دهیم، او را در آفرینش واژگونه مى‌کنیم. [فراموشى، ناتوانى و سستى به سراغش می‌آید،] پس آیا نمى‌اندیشند؟///و ما هر کس را عمر دراز دهیم (به پیری) در خلقتش تغییر دهیم. آیا (در این کار) تعقل نمی‌کنند (که اگر عمر به دست طبیعت بود پس از کمال به نقصان باز نمی‌گشت).///و هر کس را که عمر [دراز] دهیم، خلقت [و رفتارش‌] را باژگونه کنیم، آیا تعقل نمی‌کنند؟///هر کس را طول عمر دهیم، در آفرینش واژگونه‌اش می‌کنیم (و به ناتوانی کودکی باز می‌گردانیم)؛ آیا اندیشه نمی‌کنند؟!///و هر که را سالمند گردانیم بکاهیمش در آفرینش آیا بخرد نیابند///و هر که را عمر دراز دهیم، او را در آفرینش فروکاسته (و نگونسار) گردانیم. آیا پس خردورزی نمی‌کنید؟ quran_en_fa We have not instructed the (Prophet) in Poetry, nor is it meet for him: this is no less than a Message and a Qur'an making things clear: و به پیامبر، شعر نیاموختیم و [شعرگویی] شایسته او نیست. کتاب [او] جز مایه یادآوری و قرآنی روشنگر [حقایق] نیست،///و به پیامبر، شعر نیاموختیم و [شعرگویی] شایسته او نیست. کتاب [او] جز مایه یادآوری و قرآنی روشنگر [حقایق] نیست،///به او شعر نیاموخته‌ایم و شعر در خور او نیست. آنچه به او آموخته‌ایم جز اندرز و قرآنى روشنگر نیست.///و [ما] به او شعر نیاموختیم و در خور وى نیست. این [سخن‌] جز یادآورى و قرآنى روشن نیست///و [ما] به او شعر نیاموختیم و در خور وى نیست، این [سخن‌] جز اندرز و قرآنى روشن نیست.///و ما به او [که پیامبر خداست،] شعر نیاموختیم و سزاوار او هم نیست. آن [چه به او آموختیم]، فقط یادآورى و قرآن روشنگر است.///و نه ما او را (یعنی محمد صلی الله علیه و آله و سلم را) شعر آموختیم و نه شاعری شایسته مقام اوست، بلکه این کتاب چیزی جز ذکر الهی و قرآن روشن بیان خدا نیست.///و ما به او [پیامبر] شعر نیاموخته‌ایم، و سزاوار او [هم‌] نیست، این جز اندرز و قرآن مبین نیست‌///ما هرگز شعر به او [= پیامبر] نیاموختیم، و شایسته او نیست (شاعر باشد)؛ این (کتاب آسمانی) فقط ذکر و قرآن مبین است!///و نیاموختیم بدو شعر را و نه سزدش نیست آن جز یادآوری و قرآنی آشکار///و (ما) به او شعر نیاموختیم و شایسته‌ی او (هم) نیست. این (پیامبر، خود) جز یادواره و قرآنی روشنگر نیست. quran_en_fa That it may give admonition to any (who are) alive, and that the charge may be proved against those who reject (Truth). تا کسانی را که [به عقل و هوش و استعداد] زنده‌اند هشدار دهد، و فرمان عذاب بر کافران محقق و ثابت شود.///تا کسانی را که [به عقل و هوش و استعداد] زنده‌اند هشدار دهد، و فرمان عذاب بر کافران محقق و ثابت شود.///تا مؤمنان را بیم دهد و سخن حق بر کافران ثابت شود.///تا آن را که [دلش‌] زنده است بیم دهد و گفتار [وعده‌ى جهنم‌] بر کافران تحقق یابد///تا هر که را [دلى‌] زنده است بیم دهد، و گفتار [خدا] در باره کافران محقق گردد.///تا هر که را زنده [دل] است، هشدار دهد و گفتار خدا درباره‌ی کافران محقق گردد.///تا هر که را زنده‌دل است (به آیاتش پند دهد و از خدا و قیامت) بترساند و بر کافران (نیز به اتمام حجت) وعده عذاب حتم و لازم گردد.///تا هر کس را که زنده [دل‌] است هشدار دهد و حجت را بر کافران تمام گرداند///تا افرادی را که زنده‌اند بیم دهد (و بر کافران اتمام حجت شود) و فرمان عذاب بر آنان مسلم گردد!///تا بترساند آن را که زنده است و فرود آید سخن بر کافران‌///تا هر که را (از نظر فطری، عقلانی و دانایی) زنده بوده است هشدار دهد و گفته (‌ی خدا) بر (علیه) کافران محقق گردد. quran_en_fa See they not that it is We Who have created for them - among the things which Our hands have fashioned - cattle, which are under their dominion?- آیا ندیده‌اند که ما از آنچه به قدرت خود انجام داده‌ایم برای آنان چهارپایانی آفریده‌ایم که آنان مالکشان هستند.///آیا ندیده‌اند که ما از آنچه به قدرت خود انجام داده‌ایم برای آنان چهارپایانی آفریده‌ایم که آنان مالکشان هستند.///آیا ندیده‌اند که به ید قدرت خویش برایشان چارپایان را آفریدیم و اکنون مالکشان هستند؟///آیا ندیدند که ما با دستان [قدرت‌] خود براى ایشان چهارپایانى آفریدیم که آنها را در اختیار دارند///آیا ندیده‌اند که ما به قدرت خویش براى ایشان چهارپایانى آفریده‌ایم تا آنان مالک آنها باشند؟///آیا ندیدند که از آنچه دست‌هاى [قدرت] ما ایجاد کرده، براى آنان چهارپایانى آفریدیم که مالک آن هستند؟///آیا کافران ندیدند که بر آنها به دست (قدرت) خود از جمله آفریدگان چهارپایانی خلقت کردیم تا مالک آنها شوند؟///آیا نیندیشیده‌اند که ما برای آنان از آنچه دستان [قدرت‌] مان بر سازد، چارپایانی آفریده‌ایم که ایشان دارای آن هستند///آیا ندیدند که از آنچه با قدرت خود به عمل آورده‌ایم چهارپایانی برای آنان آفریدیم که آنان مالک آن هستند؟!///آیا ندیدند که ما آفریدیم برای ایشان از آنچه ساخت دستهای ما چهارپایانی پس ایشانند آنها را دارندگان‌///آیا و ندیدند که ما به دستاوردهای خویش برای ایشان نعمت‌هایی حیوانی آفریدیم؛ پس آنان مالک آنهایند؟ quran_en_fa And that We have subjected them to their (use)? of them some do carry them and some they eat: و چهارپایان را برای آنان رام کردیم که برخی از آنها مرکب سواری آنان هستند و از [گوشت] برخی از آنها می‌خورند،///و چهارپایان را برای آنان رام کردیم که برخی از آنها مرکب سواری آنان هستند و از [گوشت] برخی از آنها می‌خورند،///و آنها را رامشان کردیم. بر بعضى سوار مى‌شوند و از گوشت بعضى مى‌خورند.///و آنها را برایشان رام کردیم که هم سوارشان مى‌شوند و هم از آنها تغذیه مى‌کنند///و آنها را براى ایشان رام گردانیدیم. از برخى‌شان سوارى مى‌گیرند و از بعضى مى‌خورند.///و چهارپایان را براى آنان رام کردیم. از برخى سوارى مى‌گیرند و از برخى تغذیه مى‌کنند.///و آن حیوانات (با عظمت و قوت) را مطیع و رام آنها ساختیم که هم بر آنها سوار شوند و هم از آنها غذا تناول کنند.///و آنها را رام ایشان گردانده‌ایم، لذا هم مرکوبشان از آنهاست و هم از آن می‌خورند///و آنها را رام ایشان ساختیم، هم مرکب آنان از آن است و هم از آن تغذیه می‌کنند؛///و رام کردیم آنها را برای ایشان پس از آنها است سواری ایشان و از آنها می‌خورند///و آنها را برایشان رام گردانیدیم، پس از آنها سواری می‌گیرند و از همان‌ها می‌خورند. quran_en_fa And they have (other) profits from them (besides), and they get (milk) to drink. Will they not then be grateful? و برای آنان در آن چهارپایان سودهایی [چون پشم، کرک و پوست] و نوشیدنی هایی [چون شیر و فرآورده‌های آن] هست؛ آیا سپاس گزاری نمی‌کنند؟///و برای آنان در آن چهارپایان سودهایی [چون پشم، کرک و پوست] و نوشیدنی هایی [چون شیر و فرآورده‌های آن] هست؛ آیا سپاس گزاری نمی‌کنند؟///و ایشان را در آنها سودهاست و آشامیدنیها. چرا سپاس نمى‌گویند؟///و از آنها بهره‌ها و نوشیدنى‌ها دارند. پس چرا شکر نمى‌گزارند///و از آنها سودها و نوشیدنیها دارند. پس چرا شکرگزار نیستید؟///و در آنها بهره‌هاى دیگرى [چون پشم و پوست‌] و نوشیدنى‌هایى [چون شیر‌] براى مردم است. پس چرا سپاس نمى‌گزارند؟!///و برای آنها در آن حیوانات منافع (بسیاری از پوست و پشم و کرک و غیره) و آشامیدنی‌های فراوان (از شیر و ماست و روغن و غیره) هست، آیا شکر (این نعمتها را) نباید به جای آرند؟///و برای آنان در آنها سودها و آشامیدنی‌هاست، آیا سپاس نمی‌گزارند؟///و برای آنان بهره‌های دیگری در آن (حیوانات) است و نوشیدنیهائی گوارا؛ آیا با این حال شکرگزاری نمی‌کنند؟!///و برای ایشان است در آنها سودهائی و آبشخورها (نوشابه‌هائی) پس آیا سپاسی نگزارند///و برایشان در آن‌ها سودها و نوشیدنی‌هاست. پس آیا سپاس نمی‌گزارند؟ quran_en_fa Yet they take (for worship) gods other than Allah, (hoping) that they might be helped! و به جای خدا معبودانی انتخاب کرده‌اند به امید اینکه [به وسیله آنها] یاری شوند،///و به جای خدا معبودانی انتخاب کرده‌اند به امید اینکه [به وسیله آنها] یاری شوند،///و به جاى الله خدایانى اختیار کردند، بدان امید که یاریشان کنند.///و به جاى خدا معبودانى گرفتند به امید آن که یارى داده شوند///و غیر از خدا [ى یگانه‌] خدایانى به پرستش گرفتند، تا مگر یارى شوند.///و به جاى خداوند [یگانه]، خدایانى را گرفتند، به این امید که یارى شوند.///و (مشرکان از جهل) به جای خدا خدایانی دیگر اتخاذ کردند تا مگر (از جانب آنها) یاری شوند.///و به جای خداوند خدایانی را [به پرستش‌] گرفته‌اند به امید آنکه ایشان یاری یابند///آنان غیر از خدا معبودانی برای خویش برگزیدند به این امید که یاری شوند!///و بگرفتند جز خدا خدایانی شاید یاری شوند///و غیر از خدا (ی یگانه) خدایانی (به پرستش) برگرفتند، تا شاید (به وسیله‌ی آنان) یاری شوند. quran_en_fa They have not the power to help them: but they will be brought up (before Our Judgment-seat) as a troop (to be condemned). در حالی که [معبودان،] قدرت یاری دادن به آنان را ندارند و آنان [که سبک مغزان روی برتافته از حق اند] برای آن معبودان [از سوی شیطان] سپاهی احضار شده‌اند [تا عمر و مالشان را فدای این معبودان باطل کنند.]///در حالی که [معبودان،] قدرت یاری دادن به آنان را ندارند و آنان [که سبک مغزان روی برتافته از حق اند] برای آن معبودان [از سوی شیطان] سپاهی احضار شده‌اند [تا عمر و مالشان را فدای این معبودان باطل کنند.]///آنها را یاراى آن نیست که به یاریشان برخیزند، ولى اینان همانند سپاهى به خدمتشان آماده‌اند.///[ولى این معبودان‌] نمى‌توانند آنها را یارى کنند، و اینان براى آنها سپاهى احضار شده‌اند [که با هم به دوزخ در خواهند آمد]/// [ولى بتان‌] نمى‌توانند آنان را یارى کنند و آنانند که براى [بتان‌] چون سپاهى احضار شده‌اند.///[در حالى که آن] خدایان، توان یارى آنان را ندارند. و اینها [در قیامت] به عنوان لشکر [بت‌ها] احضار مى‌شوند.///هرگز آن خدایان کمترین نصرتی به آنها نتوانند کرد و خود این مشرکان معبودانشان را سپاهی حاضر خدمت هستند که همگی را (در قیامت در آتش دوزخ) حاضر آرند.///[اما] آنها به یاری [دادن‌] ایشان توانایی ندارند، و ایشان برای آنها چون سپاهی هستند که در [عرصه قیامت‌] حاضر کرده شوند///ولی آنها قادر به یاری ایشان نیستند، و این (عبادت‌کنندگان در قیامت) لشکری برای آنها خواهند بود که در آتش دوزخ احضار می‌شوند!///نتوانندشان یاری کردن و ایشانند آنان را لشکری فراخواندگان (احضارشدگان)///(ولی آن بتان) نمی‌توانند آنان را یاری کنند، حال آنکه اینان (چون) سپاهی برایشان (در نگهبانیشان) احضارشدگانند. quran_en_fa Let not their speech, then, grieve thee. Verily We know what they hide as well as what they disclose. پس گفتارشان تو را اندوهگین نکند، بی تردید ما آنچه را پنهان می‌دارند و آنچه را آشکار می‌کنند، می‌دانیم.///پس گفتارشان تو را اندوهگین نکند، بی تردید ما آنچه را پنهان می‌دارند و آنچه را آشکار می‌کنند، می‌دانیم.///سخنشان تو را اندوهگین نسازد. ما هر چه را پنهان مى‌دارند یا آشکار مى‌سازند مى‌دانیم.///پس گفتار آنها تو را محزون نکند. قطعا ما آنچه را پنهان مى‌دارند و آنچه را آشکار مى‌سازند مى‌دانیم///پس، گفتار آنان تو را غمگین نگرداند که ما آنچه را پنهان و آنچه را آشکار مى‌کنند، مى‌دانیم.///پس سخنان مشرکان، تو را محزون نکند. ما آنچه را پنهان مى‌دارند و آنچه را آشکار مى‌کنند، مى‌دانیم.///پس سخن این مشرکان تو را محزون نکند. ما هر آنچه پنهان و آشکار گویند همه را می‌دانیم (و به کیفر کفرشان می‌رسانیم).///پس سخنشان تو را اندوهگین نکند، ما آنچه پنهان می‌دارند و آنچه آشکار می‌دارند می‌دانیم‌///پس سخنانشان تو را غمگین نسازد، ما آنچه را پنهان می‌دارند و آنچه را آشکار می‌کنند می‌دانیم!///پس اندوهگین نسازدت سخن ایشان همانا دانیم آنچه را نهان دارند و آنچه پدیدار کنند///پس، گفتار آنان تو را غمگین نگرداند (زیرا) ما آنچه را پنهان می‌دارند و آنچه را آشکار می‌کنند، می‌دانیم. quran_en_fa Doth not man see that it is We Who created him from sperm? yet behold! he (stands forth) as an open adversary! آیا انسان ندانسته که ما او را از نطفه‌ای [پست و ناچیز] آفریده‌ایم و اینک ستیزه‌گری آشکار است؟///آیا انسان ندانسته که ما او را از نطفه‌ای [پست و ناچیز] آفریده‌ایم و اینک ستیزه‌گری آشکار است؟///آیا آدمى که اکنون خصمى آشکار است، نمى‌داند که او را از نطفه‌اى آفریده‌ایم؟///آیا این انسان نمى‌داند که او را از نطفه‌اى آفریدیم که هم اکنون دشمنى آشکار شده است///مگر آدمى ندانسته است که ما او را از نطفه‌اى آفریده‌ایم، پس بناگاه وى ستیزه‌جویى آشکار شده است.///آیا انسان ندید [و نیاندیشید] که ما او را از نطفه‌اى [بى‌مقدار] آفریدیم؟ پس اینک ستیزه‌جویى آشکار شده است.///آیا انسان ندید که ما او را از نطفه ناقابل (چنین آراسته) خلقت کردیم؟ آن گاه (به جای آنکه شکر گزار باشد) دشمن آشکار ما گردید.///آیا انسان نیندیشیده است که ما او را از نطفه‌ای آفریده‌ایم، آنگاه او جدل‌پیشه‌ای آشکار است‌///آیا انسان نمی‌داند که ما او را از نطفه‌ای بی‌ارزش آفریدیم؟! و او (چنان صاحب قدرت و شعور و نطق شد که) به مخاصمه آشکار (با ما) برخاست!///آیا ندیده است انسان که ما آفریدیمش از چکه آبی پس ناگهان او است دشمنی یا ستیزه‌جوئی (آشکار)///آیا و مگر آدمی ندیده است که ما او را به‌راستی از نطفه‌ای آفریدیم. پس به ناگاه وی ستیزه‌گری آشکارگر است. quran_en_fa And he makes comparisons for Us, and forgets his own (origin and) Creation: He says, "Who can give life to (dry) bones and decomposed ones (at that)?" در حالی که آفرینش نخستین خود را از یاد برده برای ما مثلی زد [و] گفت: چه کسی این استخوان‌ها را در حالی که پوسیده‌اند، زنده می‌کند؟///در حالی که آفرینش نخستین خود را از یاد برده برای ما مثلی زد [و] گفت: چه کسی این استخوان‌ها را در حالی که پوسیده‌اند، زنده می‌کند؟///در حالى که آفرینش خود را از یاد برده است، براى ما مثل مى‌زند که چه کسى این استخوانهاى پوسیده را زنده مى‌کند؟///و براى ما مثلى آورد و آفرینش خود را فراموش کرد، گفت: چه کسى استخوان‌ها را که چنین پوسیده است زنده مى‌کند///و براى ما مثلى آورد و آفرینش خود را فراموش کرد؛ گفت: «چه کسى این استخوانها را که چنین پوسیده است زندگى مى‌بخشد؟»///و براى ما مثلى آورد و آفرینش خود را فراموش کرد. گفت: «چه کسى استخوان‌هایی را که پوسیده است، زنده خواهد کرد؟»///و برای ما مثلی (جاهلانه) زد و آفرینش خود را فراموش کرد، گفت: این استخوانهای پوسیده را باز که زنده می‌کند؟///و برای ما مثل می‌زند و آفرینش خود را فراموش می‌کند، گوید چه کسی استخوانها را -در حالی که پوسیده‌انداز نو زنده می‌گرداند؟///و برای ما مثالی زد و آفرینش خود را فراموش کرد و گفت: «چه کسی این استخوانها را زنده می‌کند در حالی که پوسیده است؟!»///و بزد برای ما مثلی و فراموش کرد آفرینش خود را گفت کیست که زنده کند استخوانها را حالی که آنهایند خاکی پوسیده‌///و برای ما مثلی زد- حال آنکه آفرینش خود را فراموش کرد. - گفت: «چه کسی این استخوان‌ها را در حالی‌که (پوسیده و) خاکستر شده‌اند زنده می‌کند؟» quran_en_fa Say, "He will give them life Who created them for the first time! for He is Well-versed in every kind of creation!- بگو: همان کسی که نخستین بار آن را پدید آورد. زنده‌اش می‌کند، و او به هر چیزی داناست///بگو: همان کسی که نخستین بار آن را پدید آورد. زنده‌اش می‌کند، و او به هر چیزی داناست///بگو: کسى آنها را زنده مى‌کند که در آغاز بیافریده است، و او به هر آفرینشى داناست.///بگو: همان کسى که نخستین بار آن را آفرید زنده‌اش مى‌کند، و او به هر گونه آفرینشى آگاه است///بگو: «همان کسى که نخستین‌بار آن را پدید آورد و اوست که به هر [گونه‌] آفرینشى داناست.»///[به او] بگو: «همان کسى که نخستین بار آن را آفرید، آن را زنده خواهد کرد. و او بر هر آفریده‌اى آگاه است.///بگو: آن خدایی زنده می‌کند که اول بار آنها را ایجاد کرد و او به هر آفریده‌ای داناست.///بگو همان کسی که نخستین‌بار آن را پدید آورده است، زنده‌اش می‌گرداند، او به هر آفرینشی دانا [و توانا] ست‌///بگو: «همان کسی آن را زنده می‌کند که نخستین بار آن را آفرید؛ و او به هر مخلوقی داناست!///بگو زنده کند آنها را آنکه پدید آورد یا بیافرید آنها را نخستین بار و او است به هر آفرینشی دانا///بگو: «همان کس که نخستین بار آنها را - بدون سابقه‌- پدید آورد، آنها را زنده می‌کند و اوست که به هر (گونه) آفرینشی بسی داناست.» quran_en_fa "The same Who produces for you fire out of the green tree, when behold! ye kindle therewith (your own fires)! همان کسی که برای شما از درخت سبز، «آتش زنه» آفرید، که اکنون شما از آن آتش می‌افروزید.///همان کسی که برای شما از درخت سبز، «آتش زنه» آفرید، که اکنون شما از آن آتش می‌افروزید.///آن خدایى که از درخت سبز برایتان آتش پدید آورد و شما از آن آتش مى‌افروزید.///همان [خدایى‌] که برایتان از درخت سبز آتش آفرید و به ناگاه شما از آن آتش مى‌افروزید///همو که برایتان در درخت سبزفام اخگر نهاد که از آن [چون نیازتان افتد] آتش مى‌افروزید.///همان که براى شما از درخت سبز، آتش آفرید؛ پس هرگاه بخواهید، از آن آتش مى‌افروزید.»///آن خدایی که از درخت سبز و تر برای انتفاع شما آتش قرار داده که (برای حاجتی که خواهید) بر می‌افروزید.///همان کسی که برای شما از درخت سبز [تر و تازه‌] آتشی پدید آورد، که آنگاه از آن آتش می‌افروزید///همان کسی که برای شما از درخت سبز، آتش آفرید و شما بوسیله آن، آتش می‌افروزید!»///آنکه نهاد برای شما از درخت سبز آتشی که ناگهان شمائید از آن فروزندگان‌///کسی که برایتان از درخت سبزفام اخگری نهاد، که از آن ناگهان (آتشی‌) می‌افروزید. quran_en_fa "Is not He Who created the heavens and the earth able to create the like thereof?" - Yea, indeed! for He is the Creator Supreme, of skill and knowledge (infinite)! آیا کسی که آسمان‌ها و زمین را آفریده است، قدرت ندارد که [پس از مرگشان] همانند آنان را بیافریند؟ چرا قدرت دارد؛ زیرا اوست که آفریننده بسیار داناست.///آیا کسی که آسمان‌ها و زمین را آفریده است، قدرت ندارد که [پس از مرگشان] همانند آنان را بیافریند؟ چرا قدرت دارد؛ زیرا اوست که آفریننده بسیار داناست.///آیا کسى که آسمانها و زمین را آفریده است نمى‌تواند همانندشان را بیافریند؟ آرى مى‌تواند، که او آفریننده‌اى داناست.///آیا کسى که آسمان‌ها و زمین را آفریده قادر نیست که مانند ایشان را بیافریند؟ چرا، و او آفریدگار آگاه است///آیا کسى که آسمانها و زمین را آفریده توانا نیست که [باز] مانند آنها را بیافریند؟ آرى، اوست آفریننده دانا.///آیا کسى که آسمان‌ها و زمین را آفریده است، توانا نیست که همانند آنها را بیافریند؟ آرى، و او آفریدگار بسیار داناست.///آیا آن خدایی که (خلقت با عظمت) آسمانها و زمین را آفریده بر آفرینش (موجود ضعیفی) مانند این کافران قادر نیست (که چون مردند باز آنها را زنده گرداند)؟ چرا (البته قادر است) و او آفریننده و داناست.///آیا کسی که آسمانها و زمین را آفریده است، توانای آن نیست که مانند ایشان را بیافریند، چرا، و او آفرینشگر داناست‌///آیا کسی که آسمانها و زمین را آفرید، نمی‌تواند همانند آنان [= انسانهای خاک شده‌] را بیافریند؟! آری (می‌تواند)، و او آفریدگار داناست!///آیا نیست آنکه آفرید آسمانها و زمین را توانا بر آنکه بیافرد مانند ایشان را بلی و او است آفریننده دانا///آیا و کسی که آسمان‌ها و زمین را آفریده توانا نیست که (باز) مانند آنها را بیافریند؟ آری، اوست بسیار آفریننده‌ی بس دانا. quran_en_fa Verily, when He intends a thing, His Command is, "be", and it is! شأن او این است که چون پدید آمدن چیزی را اراده کند، فقط به آن می‌گوید: باش، پس بی درنگ موجود می‌شود.///شأن او این است که چون پدید آمدن چیزی را اراده کند، فقط به آن می‌گوید: باش، پس بی درنگ موجود می‌شود.///چون بخواهد چیزى را بیافریند، فرمانش این است که مى‌گوید: موجود شو، پس موجود مى‌شود.///فرمان او هرگاه چیزى را اراده کند، تنها این است که به آن بگوید: باش، پس مى‌شود///چون به چیزى اراده فرماید، کارش این بس که مى‌گوید: «باش»؛ پس [بى‌درنگ‌] موجود مى‌شود.///امر و فرمان او چنین است که هرگاه چیزى را اراده کند، تنها به آن مى‌گوید: «باش!» پس بى‌درنگ موجود مى‌شود.///فرمان نافذ او چون اراده خلقت چیزی کند به محض اینکه گوید: «موجود باش» بلا فاصله موجود خواهد شد.///امر او چون [آفرینش‌] چیزی را اراده کند، تنها همین است که به آن می‌گوید موجود شو، [و بی‌درنگ‌] موجود می‌شود///فرمان او چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند، تنها به آن می‌گوید: «موجود باش!»، آن نیز بی‌درنگ موجود می‌شود!///جز این نیست کار او گاهی که چیزی خواهد که بدو گوید بشو پس بشود///هنگامی که چیزی را اراده فرماید، کارش این بس که می‌گوید: «شو‌»، پس (بی‌درنگ) می‌شود. quran_en_fa So glory to Him in Whose hands is the dominion of all things: and to Him will ye be all brought back. بنابراین [از هر عیب و نقصی] منزه است خدایی که مالکیت و فرمانروایی همه چیز به دست اوست، و به سوی او بازگردانده می‌شوید.///بنابراین [از هر عیب و نقصی] منزه است خدایی که مالکیت و فرمانروایی همه چیز به دست اوست، و به سوی او بازگردانده می‌شوید.///منزه است آن خدایى که ملکوت هر چیزى به دست اوست و همه به سوى او باز گردانده مى‌شوید.///پس منزه است خدایى که مالکیت و حاکمیت هر چیزى به دست اوست و به سوى او بازگردانده مى‌شوید///پس [شکوهمند و] پاک است آن کسى که ملکوت هر چیزى در دست اوست، و به سوى اوست که بازگردانیده مى‌شوید.///پس منزه است کسى که حاکمیت و مالکیت همه چیز به دست اوست و به سوى او بازگردانده مى‌شوید.///پس منزه و پاک است خدایی که (ملک و) ملکوت هر موجود به دست (قدرت) او و بازگشت شما همه خلایق به سوی اوست.///پس منزه است کسی که ملکوت هر چیز به دست اوست و به سوی او باز گردانده می‌شوید///پس منزه است خداوندی که مالکیت و حاکمیت همه چیز در دست اوست؛ و شما را به سوی او بازمی‌گردانند!///پس منزه است آنکه به دستش پادشاهیهای همه چیز است و بسوی او بازگردانیده شوید///پس منزه است آن کسی که ملکوت (و واقعیت کلی) هر چیزی در دست (علم وقدرت و رحمت) اوست. و تنها سوی او بازگردانیده می‌شوید. quran_en_fa By those who range themselves in ranks, سوگند به صف بستگان [مانند فرشتگان، نمازگزاران و جهادگران] که صفی [منظم و استوار] بسته‌اند،///سوگند به صف بستگان [مانند فرشتگان، نمازگزاران و جهادگران] که صفی [منظم و استوار] بسته‌اند،///سوگند به آن فرشتگان که براى نیایش صف بسته‌اند،///سوگند به صف بستگان، صفى [عظیم‌]///سوگند به صف بستگان -که صفى [با شکوه‌] بسته‌اند-///سوگند به صف‌بستگان که صفى [باشکوه‌] بسته‌اند،///قسم به صف زدگان (چون فوج فرشتگان یا نماز گزاران یا سپاه اهل ایمان) که صف آرایی کرده‌اند.///سوگند به فرشتگان صف در صف‌///سوگند به (فرشتگان) صف‌کشیده (و منظم)///سوگند بدانان که صف بندند صف بستنی‌///سوگند به صف‌بستگان، صف‌بستنی (زیبا). quran_en_fa And so are strong in repelling (evil), و به بازدارندگان که [انسان را از گناهان] به شدت باز می‌دارند،///و به بازدارندگان که [انسان را از گناهان] به شدت باز می‌دارند،///سوگند به آن فرشتگان که ابرها را مى‌رانند،///و سوگند به نهى کنندگان که به سختى طرد مى‌کنند///و به زجرکنندگان -که به سختى زجر مى‌کنند-///و [انسان را از گناهان‌] به شدت بازمى‌دارند،///قسم به منع و زجر کنندگان (از عمل معصیت کاران، یا رانندگان ابر و باران).///و به بازدارندگان [از معاصی‌]///و به نهی‌کنندگان و (بازدارندگان)///و آنان که برانند راندنی‌///پس به زجرکنندگان، زجر کردنی (بی‌مهابا). quran_en_fa And thus proclaim the Message (of Allah)! و به تلاوت کنندگان وحی،///و به تلاوت کنندگان وحی،///سوگند به آن فرشتگان که ذکر خدا را مى‌خوانند،///و سوگند به تلاوت کنندگان ذکر (و آیات الهى)///و به تلاوت‌کنندگان [آیات الهى‌]!///و پى­درپى ذکر خدا را تلاوت مى‌کنند،///قسم به تلاوت کنندگان ذکر (همه کتب آسمانی یا آیات قرآن).///و به خوانندگان ذکر [قرآن و کتابهای آسمانی‌]///و تلاوت‌کنندگان پیاپی آیات الهی …///و بسرایندگان ذکر///پس به خوانندگان و پیروان یادواره‌ا‌ی (وحیانی). quran_en_fa Verily, verily, your Allah is one!- که بی تردید معبود شما یگانه است،///که بی تردید معبود شما یگانه است،///که خداى شما خدایى یکتاست.///که قطعا معبود شما یگانه است///که قطعا معبود شما یگانه است!///که بى‌شک معبود شما یکتاست.///که محققا خدای شما یکی است.///که خدای شما یگانه است‌///که معبود شما یگانه است؛///همانا خدای شما است هر آینه یکی‌///(که) به‌راستی معبود شما به‌درستی یگانه است! quran_en_fa Lord of the heavens and of the earth and all between them, and Lord of every point at the rising of the sun! پروردگار آسمان‌ها وزمین وآنچه میان آنهاست، و پروردگار مشرق‌ها،///پروردگار آسمان‌ها وزمین وآنچه میان آنهاست، و پروردگار مشرق‌ها،///پروردگار آسمانها و زمین است و هر چه در میان آنهاست. و پروردگار مشرقهاست.///پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست و پروردگار مشرق‌هاست///پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، و پروردگار خاورها!///پروردگار آسمان‌ها و زمین، و آنچه میان آن دو است، و پروردگار مشرق‌ها.///همان خدای یکتا که آفریننده آسمانها و زمین است و هر چه بین آنهاست و آفریننده مشرق‌ها (و مغرب‌ها) است.///پروردگار آسمانها و زمین و مابین آنها و پروردگار مشرق‌ها [و مغرب‌ها]///پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست، و پروردگار مشرقها!///پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است و پروردگار خاورها///پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است و پروردگار خاورها! quran_en_fa We have indeed decked the lower heaven with beauty (in) the stars,- همانا ما آسمان دنیا را به زیور ستارگان آراستیم،///همانا ما آسمان دنیا را به زیور ستارگان آراستیم،///ما آسمان فرودین را به زینت ستارگان بیاراستیم.///ما آسمان نزدیک‌تر را به زیور اختران آراستیم///ما آسمان این دنیا را به زیور اختران آراستیم!///ما آسمان دنیا را به زیور ستارگان آراستیم.///ما نزدیکترین آسمان را به زیور انجم بیاراستیم.///ما آسمان دنیا را به زیور ستارگان آراسته‌ایم‌///ما آسمان نزدیک [= پایین‌] را با ستارگان آراستیم،///همانا آراستیم آسمان نزدیک را به زیور ستارگان‌///ما نزدیکترین آسمان (به این زمین) را به زیوری آراستیم (که همان) کل ستارگان [: درخشان و غیر درخشان] است! quran_en_fa (For beauty) and for guard against all obstinate rebellious evil spirits, و آن را از هر شیطان سرکشی حفظ کردیم،///و آن را از هر شیطان سرکشی حفظ کردیم،///و از هر شیطان نافرمان نگه داشتیم.///و [آن را] از هر شیطان سرکشى محفوظ داشتیم///و [آن را] از هر شیطان سرکشى نگاه داشتیم!///و [آن را] از هر شیطان سرکشى نگاه داشتیم.///و (به شهاب آن انجم) از تسلط هر شیطان سرکش گمراه محفوظ داشتیم.///و از هر شیطان سرکشی محفوظ داشته‌ایم‌///تا آن را از هر شیطان خبیثی حفظ کنیم!///و نگهداشتیمش از هر شیطانی گردنکش‌///و (آنها را) برای نگهبانی از هر شیطان سرکشی به پاسداری گماشتیم! quran_en_fa (So) they should not strain their ears in the direction of the Exalted Assembly but be cast away from every side, آنان نمی‌توانند به سخنان فرشتگان بسیار مکرم و شریف گوش فرا دهند، و [هرگاه به گوش دادن برخیزند] از هر سو [شهاب] به سویشان پرتاب می‌شود،///آنان نمی‌توانند به سخنان فرشتگان بسیار مکرم و شریف گوش فرا دهند، و [هرگاه به گوش دادن برخیزند] از هر سو [شهاب] به سویشان پرتاب می‌شود،///تا سخن ساکنان عالم بالا را نشنوند و از هر سوى رانده شوند.///[به طورى که‌] نمى‌توانند به [سخن‌] ساکنان عالم بالا گوش فرا دهند، و از هر سویى پرتاب مى‌شوند/// [به طورى که‌] نمى‌توانند به انبوه [فرشتگان‌] عالم بالا گوش فرا دهند، و از هر سوى پرتاب مى‌شوند.///آن‌ها نمى‌توانند به [اسرار] عالم بالا گوش فرادهند و از هر سو به آنها [شهاب] پرتاب مى‌شود،///تا شیاطین هیچ از وحی و سخنان فرشتگان عالم بالا نشنوند و از هر طرف به قهر رانده شوند.///به [اسرار] ملأاعلی گوش نتوانند داد و از هر سو رانده شوند///آنها نمی‌توانند به (سخنان) فرشتگان عالم بالا گوش فرادهند، (و هرگاه چنین کنند) از هر سو هدف قرارمی‌گیرند!///نتوانند گوش دادن را بسوی گروه فرازین و پرتاب شوند از هر سوی‌///(بدان‌گونه که) نمی‌توانند به (سخنان) انبوه برتران (و) بالاتران [: فرشتگان] در بالاترین جایگاهشان گوش فرا دهند و از هر سو با نیزه‌ها (ی آتشین) انداخته می‌شوند. quran_en_fa Repulsed, for they are under a perpetual penalty, تا با خفت وخواری رانده شوند، وبرای آنان عذابی همیشگی است،///تا با خفت وخواری رانده شوند، وبرای آنان عذابی همیشگی است،///تا دور گردند و براى آنهاست عذابى دایم.///با شدت به عقب رانده مى‌شوند، و برایشان عذابى پیوسته است///با شدت به دور رانده مى‌شوند، و برایشان عذابى دایم است.///تا رانده شوند. و براى آن‌ها عذابى پاینده است.///هم به قهر برانندشان و هم به عذاب دائم (قیامت) گرفتار شوند.///به راندنی سخت، و عذابی پاینده [در پیش‌] دارند///آنها به شدت به عقب رانده می‌شوند؛ و برای آنان مجازاتی دائم است!///راندگانند و ایشان را است شکنجه‌ای پیوسته‌///حال آنکه رانده‌شدگانند، و برایشان عذابی دایم و خالص است. quran_en_fa Except such as snatch away something by stealth, and they are pursued by a flaming fire, of piercing brightness. مگر آنکه شیطانی خبری را [دزدانه و] با سرعت برباید [و فرار کند] که در این صورت گلوله‌ای آتشین و شکافنده او را دنبال می‌کند.///مگر آنکه شیطانی خبری را [دزدانه و] با سرعت برباید [و فرار کند] که در این صورت گلوله‌ای آتشین و شکافنده او را دنبال می‌کند.///مگر آن شیطان که ناگهان چیزى برباید و ناگهان شهابى ثاقب دنبالش کند.///مگر کسى که [از سخن بالاییان‌] چیزى برباید که شهابى سوراخ کننده دنبالش مى‌کند///مگر کسى که [از سخن بالاییان‌] یکباره استراق سمع کند، که شهابى شکافنده از پى او مى‌تازد!///مگر آن که شیطانى به سرعت خبرى را برباید، [و بگریزد،] که شهاب و شراره‌اى نافذ او را دنبال [و نابود] می‌کند.///جز آنکه کسی (از شیاطین چون خواهد از عالم بالا) خبری برباید هم او را تیر شهاب فروزان تعقیب کند.///مگر کسی که ربایشی برباید، که شهابی درخشان در پی‌اش افتد///مگر آنها که در لحظه‌ای کوتاه برای استراق سمع به آسمان نزدیک شوند، که «شهاب ثاقب» آنها را تعقیب می‌کند!///مگر آنکو برباید ربودنی که از پی‌اش رود شهابی تیز///مگر کسی که به شنودی دزدانه (و) سریع (سخنانی را) بدزدد، پس شهابی شکافنده از پی او می‌تازد! quran_en_fa Just ask their opinion: are they the more difficult to create, or the (other) beings We have created? Them have We created out of a sticky clay! پس از منکران معاد بپرس: آیا آفرینش آنان سخت‌تر و دشوارتر است یا آنچه [مانند فرشتگان، آسمان‌ها، زمین، کوه‌ها و …] آفریده‌ایم؟ [به یقین آفرینش آنان کاری ناچیز است چون] ما آنان را از گلی چسبنده آفریده‌ایم،///پس از منکران معاد بپرس: آیا آفرینش آنان سخت‌تر و دشوارتر است یا آنچه [مانند فرشتگان، آسمان‌ها، زمین، کوه‌ها و …] آفریده‌ایم؟ [به یقین آفرینش آنان کاری ناچیز است چون] ما آنان را از گلی چسبنده آفریده‌ایم،///پس، از کافران بپرس که آیا آفرینش آنها دشوارتر است یا آنچه ما آفریده‌ایم. ما آنها را از گلى چسبنده آفریده‌ایم.///پس [از مشرکان‌] بپرس: آیا آنها از لحاظ آفرینش سخت‌ترند یا کسانى که [از فرشتگان و غیره‌] خلق کرده‌ایم؟ آنها را از گلى چسبنده پدید آوردیم [که ضعیفند]///پس، [از کافران‌] بپرس: آیا ایشان [از نظر] آفرینش سخت‌ترند یا کسانى که [در آسمانها] خلق کردیم؟ ما آنان را از گلى چسبنده پدید آوردیم.///پس از آنان بپرس که آفرینش آنان سخت‌تر است یا کسانى که ما آفریدیم؟ ما آنان را از گلى چسبنده آفریدیم.///از این منکران قیامت بپرس که آیا خلقت آنها سخت‌تر است یا موجودات (با عظمت) دیگر که ما خلق کرده‌ایم؟ و ما اینان را در اول از گل چسبنده بیافریدیم.///پس از ایشان بپرس آیا آفرینش آنان استوارتر است یا آنانی که آفریده‌ایم، ما ایشان را از گلی چسبنده آفریده‌ایم‌///از آنان بپرس: «آیا آفرینش (و معاد) آنان سخت‌تر است یا آفرینش فرشتگان (و آسمانها و زمین)؟! ما آنان را از گل چسبنده‌ای آفریدیم!///پس بپرسشان آیا آنان سخت‌ترند در آفرینش یا آنکه ما آفریدیم همانا بیافریدیمشان از گلی چسبنده‌///پس، (از اینان) رأیی نوین بخواه؛ آیا ایشان در آفرینش سخت‌ترند یا کسانی (دیگر) که آفریدیم‌؟ ما آنان را از گلی چسبنده آفریدیم. quran_en_fa Truly dost thou marvel, while they ridicule, بلکه [تو از انکارشان] تعجب می‌کنی و آنان مسخره می‌کنند،///بلکه [تو از انکارشان] تعجب می‌کنی و آنان مسخره می‌کنند،///تو در شگفت شدى و آنها مسخره مى‌کنند.///بلکه [تو از انکارشان‌] تعجب مى‌کنى، و آنها استهزا مى‌کنند///بلکه عجب مى‌دارى و [آنها] ریشخند مى‌کنند!///بلکه تو [از انکار آنان] تعجب مى‌کنى. و آنان [تو را] مسخره مى‌کنند.///بلکه تو (از انکار منکران) تعجب کردی و آنها هم به تمسخر پرداختند.///بلکه تو [از حال آنان‌] تعجب کرده‌ای، و آنان [کار و بار تو را] ریشخند می‌کنند///تو از انکارشان تعجب می‌کنی، ولی آنها مسخره می‌کنند!///بلکه شگفت ماندی و مسخره کنند///بلکه عجب داشتی و (آنها) ریشخند می‌کنند! quran_en_fa And, when they are admonished, pay no heed,- و هنگامی که به آنان تذکر، می‌دهند متذکر نمی‌شوند؛///و هنگامی که به آنان تذکر، می‌دهند متذکر نمی‌شوند؛///و چون به آنها پند داده شود، پند نمى‌پذیرند.///و چون به آنها پند داده شود پند نمى‌گیرند///و چون پند داده شوند عبرت نمى‌گیرند.///و هرگاه اندرز داده شوند، پند نمى‌گیرند.///و هر گاه به آنها پند و اندرز دهند هیچ متذکر نمی‌شوند.///و چون اندرزشان دهند، پند نپذیرند///و هنگامی که به آنان تذکر داده شود، هرگز متذکر نمی‌شوند!///و گاهی که یادآوری شوند یاد نیارند///و هنگامی که یادآوری شوند یاد نمی‌کنند. quran_en_fa And, when they see a Sign, turn it to mockery, و چون معجزه‌ای را می‌بینند به شدت مسخره می‌کنند [و دیگران را هم به مسخره وامی دارند،]///و چون معجزه‌ای را می‌بینند به شدت مسخره می‌کنند [و دیگران را هم به مسخره وامی دارند،]///و چون آیه‌اى ببینند، از یکدیگر مى‌خواهند تا به ریشخندش گیرند.///و چون آیتى ببینند آن را به مسخره مى‌گیرند///و چون آیتى ببینند به ریشخند مى‌پردازند!///و هرگاه معجزه‌اى بینند، یکدیگر را به مسخره کردن دعوت مى‌کنند.///و چون آیت و معجزی مشاهده کنند باز هم به فسوس و مسخره پردازند.///و چون هر پدیده شگرفی بینند، تمسخر پیشه کنند///و هنگامی که معجزه‌ای را ببینند، دیگران را نیز به استهزا دعوت می‌کنند!///و گاهی که بینند آیتی به مسخره گیرند///و هنگامی (هم که) آیتی ببینند در پی تمسخر آنند! quran_en_fa And say, "This is nothing but evident sorcery! و می‌گویند: این جز جادویی آشکار نیست.///و می‌گویند: این جز جادویی آشکار نیست.///و مى‌گویند: این چیزى جز جادویى آشکار نیست،///و مى‌گویند: این جز سحرى آشکار نیست///و مى‌گویند: «این جز سحرى آشکار نیست.»///و مى‌گویند: «این جز جادویى آشکار نیست!///و گویند: این خود پیداست که سحری بیش نیست.///و گویند این جز جادویی آشکار نیست‌///و می‌گویند: «این فقط سحری آشکار است!///و گویند نیست این جز جادویی آشکار///و گویند: «این جز سحری آشکارگر نیست.» quran_en_fa "What! when we die, and become dust and bones, shall we (then) be raised up (again) [می گویند:] آیا زمانی که ما مردیم و خاک و استخوان شدیم، حتما برانگیخته می‌شویم؟///[می گویند:] آیا زمانی که ما مردیم و خاک و استخوان شدیم، حتما برانگیخته می‌شویم؟///آیا وقتى که ما مردیم و خاک و استخوان شدیم ما را زنده مى‌کنند؟///آیا چون مردیم و خاک و استخوان‌هایى شدیم، به راستى دوباره زنده مى‌شویم/// «آیا چون مردیم و خاک و استخوانهاى [خرد] گردیدیم، آیا راستى برانگیخته مى‌شویم؟///آیا چون مردیم و خاک و استخوان‌هایی [پوسیده] شدیم، آیا [دوباره] برانگیخته خواهیم شد؟!///(و با تعجب و انکار گویند) آیا چون ما مردیم و خاک و استخوان پوسیده شدیم باز زنده و برانگیخته می‌شویم؟///[گویند] چون مردیم و خاک و استخوانها [ی پوسیده‌] شدیم، آیا ما از نو برانگیخته [و زنده‌] خواهیم شد؟///آیا هنگامی که ما مردیم و به خاک و استخوان مبدل شدیم، بار دیگر برانگیخته خواهیم شد؟!///آیا گاهی که مردیم و شدیم خاکی و استخوانهائی آیا مائیم برانگیختگان‌///«آیا چون مردیم و خاک و استخوان‌هایی بودیم، آیا به‌راستی و بی‌چون برانگیخته می‌شویم‌؟» quran_en_fa "And also our fathers of old?" و آیا پدران پیشین ما [هم برانگیخته می‌شوند؟]///و آیا پدران پیشین ما [هم برانگیخته می‌شوند؟]///یا نیاکان ما را؟///و آیا نیاکان ما نیز [زنده مى‌شوند]///و همین طور پدران اولیه ما؟!»///و آیا پدران درگذشته ما نیز [زنده خواهند شد]؟»///یا پدران گذشته ما زنده می‌شوند؟!///و همچنین پدران نخستین ما؟///یا پدران نخستین ما (بازمی‌گردند)؟!»///آیا و پدران ما پیشینیان‌///«آیا و پدران نخستینمان (نیز برانگیخته می‌گردند)؟!» quran_en_fa Say thou: "Yea, and ye shall then be humiliated (on account of your evil)." بگو: آری، [برانگیخته می‌شوید] در حالی که خوار و ناچیز هستید.///بگو: آری، [برانگیخته می‌شوید] در حالی که خوار و ناچیز هستید.///بگو: بلى، و شما خوار و بیچاره مى‌شوید.///بگو: آرى، و شما [زنده مى‌شوید] در حالى که خوار خواهید بود///بگو: «آرى! در حالى که شما خوارید!»///بگو: «آرى! [همه زنده مى‌شوید،] و خوار و کوچک خواهید بود.»///بگو: آری شما (و هم پدرانتان) خوار و ذلیل به محشر مبعوث خواهید شد.///بگو آری، و شما خوار و زبون باشید///بگو: «آری، همه شما زنده می‌شوید در حالی که خوار و کوچک خواهید بود!///بگو آری و شمائید سرافکندگان‌///بگو: «آری! و شما (نیز) خوار و بی‌مقدارید!» quran_en_fa Then it will be a single (compelling) cry; and behold, they will begin to see! جز این نیست که آن یک فریاد عظیم است که [وقتی واقع شود] ناگاه [همه زنده می‌شوند و حیرت زده منظره قیامت را] می‌نگرند،///جز این نیست که آن یک فریاد عظیم است که [وقتی واقع شود] ناگاه [همه زنده می‌شوند و حیرت زده منظره قیامت را] می‌نگرند،///و آنان خود خواهند دید که به یک فرمان همه را زنده مى‌کنند.///پس آن تنها یک صیحه است و بس، و به ناگاه همه آنها [برخیزند و] بنگرند///و آن تنها یک فریاد است و بس! و بناگاه آنان به تماشا خیزند!///همانا قیامت با یک صیحه است، پس آنگاه آنان [حیرت‌زده منظره قیامت را] مى‌نگرند.///تنها به یک صیحه (اسرافیل) است که ناگاه همه (زنده شده و از قبرها بر خیزند و عرصه قیامت را) بنگرند.///پس آن یک نعره تند باشد، پس آنگاه ایشان بنگرند///تنها یک صیحه عظیم واقع می‌شود، ناگهان همه (از قبرها برمی‌خیزند و) نگاه می‌کنند!///جز این نیست که آن یک راندن (یا یک خروش) است که ناگهان ایشانند نگرانانان‌///پس آن (فریاد جان‌افزا) تنها یک فریاد برکننده است (و بس!) پس ناگهان آنان می‌نگرند! quran_en_fa They will say, "Ah! Woe to us! This is the Day of Judgment!" و می‌گویند: ای وای بر ما! این روز جزاست!///و می‌گویند: ای وای بر ما! این روز جزاست!///مى‌گویند: واى بر ما، این همان روز جزاست.///و مى‌گویند: واى بر ما! این روز جزاست///و مى‌گویند: «اى واى بر ما! این است روز جزا!»///و می‌گویند: «واى بر ما! این روز جزاست!»///و گویند: ای وای بر ما، این است روز جزای اعمال.///و گویند ای وای بر ما این روز جزاست‌///و می‌گویند: «ای وای بر ما، این روز جزاست!»///و گفتند وای بر ما این است روز دین‌///و گویند: «ای وای بر ما! این روز بروز طاعت است!» quran_en_fa (A voice will say,) "This is the Day of Sorting Out, whose truth ye (once) denied!" [آری] این همان روز جدایی [میان حق و باطل] است که همواره آن را انکار می‌کردید.///[آری] این همان روز جدایی [میان حق و باطل] است که همواره آن را انکار می‌کردید.///این همان روز داورى است که دروغش مى‌پنداشتید.///این همان روز داورى است که تکذیبش مى‌کردید///این است همان روز داورى که آن را تکذیب مى‌کردید!///[به آنها گفته مى‌شود:] «این همان روز جدایى [حق از باطل] است که همواره آن را تکذیب مى‌کردید.»///این است روز حکم (بر نیک و بد) که شما تکذیب آن می‌کردید.///این [همان‌] روز داوری است که آن را انکار می‌کردید///(آری) این همان روز جدایی (حق از باطل) است که شما آن را تکذیب می‌کردید!///این است روز جدا شدن که بودید بدان تکذیب می‌کردید///(گفته شود) «این است روز جدایی (کسان از ناکسان) که بدان تکذیب می‌کردید.» quran_en_fa "Bring ye up", it shall be said, "The wrong-doers and their wives, and the things they worshipped- [آن گاه ندا رسد:] ستمکاران و هم ردیفان آنان و معبودهایی را که همواره به جای خدا می‌پرستیدند، گرد آورید.///[آن گاه ندا رسد:] ستمکاران و هم ردیفان آنان و معبودهایی را که همواره به جای خدا می‌پرستیدند، گرد آورید.///آنان را که ستم مى‌کردند و همپایگانشان و آنهایى را که به جاى خداى یکتا مى‌پرستیدند گرد آورید.///[اى فرشتگان!] گرد آورید ظالمان و همگنانشان و آنچه را که پرستش مى‌کردند///کسانى را که ستم کرده‌اند، با همردیفانشان و آنچه غیر از خدا مى‌پرستیده‌اند،///[خداوند به فرشتگان دستور مى‌دهد:] «ستمکاران و هم‌ردیفانشان و آنچه را مى‌پرستیدند، گردآورید.///(و خطاب شود که) اینک ستمکاران را حاضر کنید با همسران (یا پیروان) و آنچه معبود ایشان بود،///ستم‌پیشگان [مشرک‌] و همتایانشان را همراه با آنچه به جای خداوند می‌پرستیدند [یکجا] گرد آورید،///(در این هنگام به فرشتگان دستور داده می‌شود:) ظالمان و همردیفانشان و آنچه را می‌پرستیدند …///گرد آرید آنان را که ستم کردند و همسرانشان را و آنچه را بودند می‌پرستیدند///«کسانی را که ستم کرده‌اند و همردیفانشان و آنچه را می‌پرستیده‌اند.» quran_en_fa "Besides Allah, and lead them to the Way to the (Fierce) Fire! پس همه را به سوی راه دوزخ راهنمایی کنید.///پس همه را به سوی راه دوزخ راهنمایی کنید.///همه را به راه جهنم راه بنمایید.///[آرى آنچه را] جز خدا [مى‌پرستیدند گرد آورید] و به راه جهنم هدایتشان کنید///گرد آورید و به سوى راه جهنم رهبرى‌شان کنید!///با آنچه به جاى خدا مى‌پرستیدند، پس همه را به راه دوزخ راهنمایى کنید.///که به جز خدا می‌پرستیدند، و همه را به راه دوزخ راه نمایید.///آنگاه به سوی راه جهنم راهنمایشان کنید///(آری آنچه را) جز خدا می‌پرستیدند جمع کنید و بسوی راه دوزخ هدایتشان کنید!///جز خدا پس رهبریشان کنید بسوی راه دوزخ‌///«غیر از خدا، گرد آورید و سوی راه مستقیم جهنم رهبریشان کنید!» quran_en_fa "But stop them, for they must be asked: آنان را نگه دارید که حتما مورد بازپرسی قرار می‌گیرند.///آنان را نگه دارید که حتما مورد بازپرسی قرار می‌گیرند.///و نگه داریدشان، باید بازخواست شوند.///و آنها را نگه دارید که بازخواست خواهند شد///و بازداشتشان نمایید که آنها مسؤولند!///آنان را نگه دارید که حتما مورد بازخواست قرار مى‌گیرند.»///و (در موقف حساب) نگاهشان دارید که در کارشان سخت مسئولند.///و آنان را بازدارید که ایشان بازخواست کردنی هستند///آنها را نگهدارید که باید بازپرسی شوند!///و بازداشتشان کنید که ایشانند پرسش‌شدگان‌///«و بازداشتشان نمایید، (که) آنان همواره مورد بازخواستند!» quran_en_fa "'What is the matter with you that ye help not each other?'" [به آنان گویند:] شما را چه شده که یکدیگر را [برای رهایی از عذاب] یاری نمی‌دهید؟///[به آنان گویند:] شما را چه شده که یکدیگر را [برای رهایی از عذاب] یاری نمی‌دهید؟///چرا یکدیگر را یارى نمى‌کنید؟///شما را چه شده است که یکدیگر را یارى نمى‌کنید///شما را چه شده است که همدیگر را یارى نمى‌کنید؟!///[به آنان گفته مى‌شود:] «چه شد که امروز یکدیگر را یارى نمى‌کنید؟»///(به آنان خطاب شود که) چرا شما (در دفع عذاب) به یکدیگر نصرت نمی‌کنید؟///شما را چه می‌شود که همدیگر را یاری نمی‌کنید؟///شما را چه شده که از هم یاری نمی‌طلبید؟!///چه شود شما را که همدیگر را یاری نکنید///«برایتان چیست [: چه بیماری است] (که) همدیگر را یاری نمی‌کنید؟!» quran_en_fa Nay, but that day they shall submit (to Judgment); [نه اینکه نمی‌توانند یکدیگر را یاری دهند] بلکه آنان امروز فروتنانه تسلیم [قدرت حق] هستند،///[نه اینکه نمی‌توانند یکدیگر را یاری دهند] بلکه آنان امروز فروتنانه تسلیم [قدرت حق] هستند،///نه، امروز همه تسلیم‌شوندگانند.///بلکه امروز آنها تسلیم شدگانند/// [نه!] بلکه امروز آنان از در تسلیم درآمدگانند!///[آرى، نمى‌توانند یکدیگر را یارى کنند،] بلکه آنان امروز کاملا تسلیم [قدرت خداوند] هستند.///بلکه در این روز آنها همه سخت تسلیم و ذلیلند.///آری ایشان امروز تسلیم‌پیشه‌اند///ولی آنان در آن روز تسلیم قدرت خداوندند!///بلکه ایشانند در آن روز تسلیم‌شدگان‌///بلکه امروز آنان به ناچار از در تسلیم درآمدگانند! quran_en_fa And they will turn to one another, and question one another. به یکدیگر رو کرده از هم می‌پرسند: [این چه وضعی است؟]///به یکدیگر رو کرده از هم می‌پرسند: [این چه وضعی است؟]///و آنگاه روى به یکدیگر کنند و بپرسند.///و روى به یکدیگر کنند و از هم بپرسند///و بعضى روى به بعضى دیگر مى‌آورند [و] از یکدیگر مى‌پرسند!///و به یکدیگر روی کرده، از [حال‌] هم مى‌پرسند.///و در آن هنگامه برخی از آنان به بعضی دیگر رو نموده (یعنی مرئوسین با رؤسا) سؤال و جواب کنند.///و بعضی از آنان به بعضی دیگر به همپرسی روی آورند///(و در این حال) رو به یکدیگر کرده و از هم می‌پرسند …///و روی آورد برخی از ایشان به برخی پرسش‌کنان‌///و بعضی روی به بعضی دیگر آوردند حال آنکه از یکدیگر می‌پرسند! quran_en_fa They will say: "It was ye who used to come to us from the right hand (of power and authority)!" [پس پیروان گمراه به پیشوایان گمراه کننده] می‌گویند: همانا شما از راه خیرخواهی به سوی ما می‌آمدید، [ولی کارتان جز فریب و نیرنگ نبود!]///[پس پیروان گمراه به پیشوایان گمراه کننده] می‌گویند: همانا شما از راه خیرخواهی به سوی ما می‌آمدید، [ولی کارتان جز فریب و نیرنگ نبود!]///گویند: شما بودید که از در نیکخواهى بر ما درمى‌آمدید.///گویند: [پس چه شد؟] شما که از در نیکخواهى سراغ ما مى‌آمدید/// [و] مى‌گویند: «شما [ظاهرا] از در راستى با ما درمى‌آمدید [و خود را حق به جانب مى‌نمودید]!»///[پیروان گمراه به پیشوایان گمراه‌کننده] می‌گویند: «بى‌شک شما بودید که از راه خیرخواهى به سوى ما مى‌آمدید [ولى ما را به کفر و شرک کشاندید].»///گویند: شما بودید که از سمت راست (و چپ برای فریب) ما می‌آمدید.///گویند شما بودید که «حق به جانب» به سراغ ما می‌آمدید///گروهی (می‌گویند: «شما رهبران گمراهی بودید که به ظاهر) از طریق خیرخواهی و نیکی وارد شدید اما جز فریب چیزی در کارتان نبود)!»///گفتند همانا شما بودید می‌آمدید ما را از راست‌///(و) گویند: «شما (با باطنی دروغین) از در راستی با ما در می‌آمده‌اید.» quran_en_fa They will reply: "Nay, ye yourselves had no Faith! می‌گویند: [ما را تقصیری نیست] بلکه خود شما اهل ایمان نبودید،///می‌گویند: [ما را تقصیری نیست] بلکه خود شما اهل ایمان نبودید،///گویند: نه، شما ایمان نیاورده بودید.///[مستکبران‌] مى‌گویند: [نه،] بلکه شما [خودتان‌] مؤمن نبودید/// [متهمان‌] مى‌گویند: «[نه!] بلکه با ایمان نبودید.///آنها می‌گویند: «بلکه شما خود اهل ایمان نبودید.///آنها جواب دهند (که به ما مربوط نیست) بلکه شما خود ایمان نیاوردید.///گویند بلکه خود شما مؤمن نبودید///(آنها در جواب) می‌گویند: «شما خودتان اهل ایمان نبودید (تقصیر ما چیست)؟!///گفتند بلکه نبودید شما گروندگان‌///گویند: «(نه!) بلکه خودتان باایمان نبوده‌اید.» quran_en_fa "Nor had we any authority over you. Nay, it was ye who were a people in obstinate rebellion! و ما را بر شما هیچ تسلطی نبود، بلکه شما مردمی طغیان‌گر و سرکش بودید.///و ما را بر شما هیچ تسلطی نبود، بلکه شما مردمی طغیان‌گر و سرکش بودید.///ما را بر شما هیچ تسلطى نبود. شما خود مردمانى نافرمان بودید.///و ما را بر شما هیچ تسلطى نبود، بلکه شما خود مردمى طغیانگر بودید///و ما را بر شما هیچ تسلطى نبود، بلکه خودتان سرکش بودید.///و ما را بر شما سلطه و غلبه‌اى نبود، بلکه شما خود گروهى سرکش بودید.///و ما بر شما تسلط و حجتی نداشتیم بلکه شما خودتان طاغی و سرکش مردمی بودید.///و ما را بر شما سلطه‌ای نبود، بلکه شما قومی سرکش بودید///ما هیچ گونه سلطه‌ای بر شما نداشتیم، بلکه شما خود قومی طغیانگر بودید!///و نبود ما را بر شما فرمانروائی بلکه بودید شما گروهی گردنکشان‌///«و ما را بر شما هیچ سلطه‌ای نبود، بلکه خودتان سرکش بوده‌اید.» quran_en_fa "So now has been proved true, against us, the word of our Lord that we shall indeed (have to) taste (the punishment of our sins). اکنون فرمان عذاب پروردگارمان بر ما محقق و ثابت شد که همه ما چشندگان عذاب خواهیم بود.///اکنون فرمان عذاب پروردگارمان بر ما محقق و ثابت شد که همه ما چشندگان عذاب خواهیم بود.///گفته پروردگارمان بر ما ثابت شد. اکنون باید بچشیم.///پس وعده‌ى پروردگارمان بر ما محقق شد و اکنون باید [عذاب را] بچشیم///پس فرمان پروردگارمان بر ما سزاوار آمد؛ ما واقعا باید [عذاب را] بچشیم!///پس وعده‌ی [عذاب] پروردگارمان بر ما محقق شد. و بى‌گمان ما عذاب را خواهیم چشید.///پس امروز بر همه ما وعده (انتقام) خدایمان حتمی است، و البته عذاب را خواهیم چشید.///و حکم پروردگارمان در حق ما تحقق یافت، ما چشندگان [عذاب‌] ایم‌///اکنون فرمان پروردگارمان بر همه ما مسلم شده، و همگی از عذاب او می‌چشیم!///و راست آمد بر ما سخن پروردگار ما که مائیم همانا چشندگان‌///«پس گفته‌ی پروردگارمان بر ما پابرجا و درست آمد؛ ما همواره بی‌چون چشنده‌ی عذابیم!» quran_en_fa "We led you astray: for truly we were ourselves astray." [سبک مغزی و تعصب شما زمینه گمراهی شما شد] پس ما شما را گمراه کردیم؛ زیرا خودمان گمراه بودیم،///[سبک مغزی و تعصب شما زمینه گمراهی شما شد] پس ما شما را گمراه کردیم؛ زیرا خودمان گمراه بودیم،///ما شما را گمراه کردیم و خود نیز گمراه بودیم.///پس شما را گمراه کردیم، زیرا خودمان نیز گمراه بودیم///و شما را گمراه کردیم، زیرا خودمان گمراه بودیم!»///پس ما شما را گمراه کردیم، زیرا که ما خود نیز گمراه بودیم.»///و ما شما را بدین سبب گمراه کردیم که خود گمراه بودیم.///آنگاه شما را گمراه کردیم، ما خود هم گمراه بودیم‌///ما شما را گمراه کردیم، همان گونه که خود گمراه بودیم!///پس گمراهتان کردیم که بودیم ما گمراهان‌///«پس شما را گمراه کردیم، (زیرا) بی‌گمان خودمان (هم) گمراه بوده‌ایم!» quran_en_fa Truly, that Day, they will (all) share in the Penalty. پس بی تردید همه ۲آنان در آن روز در عذاب شریک اند،///پس بی تردید همه ۲آنان در آن روز در عذاب شریک اند،///در آن روز، همه در عذاب شریکند.///پس بى‌تردید [همه‌] ایشان در آن روز در عذاب مشترکند///پس، در حقیقت، آنان در آن روز در عذاب شریک یکدیگرند!///پس آنان در آن روز، در عذاب [الهى] شریکند.///و در آن روز آنها همه در عذاب مشترکند.///آنگاه ایشان در چنین روزی در عذاب مشترکند///(آری) همه آنها [= پیشوایان و پیروان گمراه‌] در آن روز در عذاب الهی مشترکند!///پس آنانند در آن روز در عذاب شریک‌شدگان‌///در نتیجه، آنان در آن روز بی‌چون در (ژرفای) عذاب شریک یکدیگرند! quran_en_fa Verily that is how We shall deal with Sinners. ما با مجرمان این گونه رفتار می‌کنیم؛///ما با مجرمان این گونه رفتار می‌کنیم؛///ما با مجرمان چنین مى‌کنیم.///[آرى‌] ما با مجرمان چنین مى‌کنیم/// [آرى،] ما با مجرمان چنین رفتار مى‌کنیم!///همانا ما با مجرمان این­گونه رفتار مى‌کنیم.///ما چنین از بد کاران انتقام می‌کشیم.///ما با گناهکاران چنین می‌کنیم‌///ما این گونه با مجرمان رفتار می‌کنیم!///همانا ما بدینسان کنیم با گنهکاران‌///(آری،) ما به‌راستی با مجرمان چنان می‌کنیم! quran_en_fa For they, when they were told that there is no god except Allah, would puff themselves up with Pride, زیرا آنان چنین بودند که هر زمان به آنان می‌گفتند: معبودی جز خدا نیست، تکبر می‌کردند،///زیرا آنان چنین بودند که هر زمان به آنان می‌گفتند: معبودی جز خدا نیست، تکبر می‌کردند،///چون به آنان گفته مى‌شد که جز خداى یکتا خدایى نیست تکبر مى‌کردند،///چرا که آنان بودند که وقتى به ایشان گفته مى‌شد: خدایى جز خداى یگانه نیست تکبر مى‌ورزیدند///چرا که آنان بودند که وقتى به ایشان گفته مى‌شد: «خدایى جز خداى یگانه نیست»، تکبر مى‌ورزیدند!///آنان چنین بودند که هرگاه به آنان مى‌گفتند: «معبودى جز الله نیست.» [از پذیرش آن] تکبر مى‌ورزیدند.///آنها بودند که چون لا اله الا الله (کلمه توحید) به ایشان گفته می‌شد (از قبول آن) سرکشی می‌کردند.///اینان چنان بودند که چون به آنان [کلمه‌] لا اله الا الله گفته می‌شد، استکبار می‌ورزیدند///چرا که وقتی به آنها گفته می‌شد: «معبودی جز خدا وجود ندارد»، تکبر و سرکشی می‌کردند …///که بودند گاهی که گفته می‌شد بدیشان نیست خدائی جز خدا کبر می‌ورزیدند///بی‌گمان همانان بودند (که) وقتی به ایشان گفته می‌شد: «خدایی جز خدای یگانه نیست‌» بزرگ‌خواهی می‌کردند (و سر باز می‌زدند). quran_en_fa And say: "What! shall we give up our gods for the sake of a Poet possessed?" و [همواره] می‌گفتند: آیا باید به خاطر شاعری دیوانه معبودان خود را رها کنیم؟!///و [همواره] می‌گفتند: آیا باید به خاطر شاعری دیوانه معبودان خود را رها کنیم؟!///و مى‌گفتند: آیا به خاطر شاعر دیوانه‌اى خدایانمان را ترک گوییم؟///و مى‌گفتند: آیا ما خدایان خویش را براى گفته شاعرى مجنون رها کنیم///و مى‌گفتند: «آیا ما براى شاعرى دیوانه دست از خدایانمان برداریم؟!»///و مى‌گفتند: «آیا ما به خاطر شاعرى دیوانه، خدایانمان را رها کنیم؟»///و می‌گفتند: آیا ما به خاطر شاعر دیوانه‌ای دست از خدایان خود برداریم؟!///و می‌گفتند آیا ما رهاکننده خدایانمان به خاطر شاعری دیوانه باشیم؟///و پیوسته می‌گفتند: «آیا ما معبودان خود را بخاطر شاعری دیوانه رها کنیم؟!»///و می‌گفتند آیا ما رها کنیم خدایان خویش را برای شاعری دیوانه‌///و گویند: «آیا ما به‌راستی برای شاعری دیوانه دست از خدایانمان برداریم‌؟!» quran_en_fa Nay! he has come with the (very) Truth, and he confirms (the Message of) the messengers (before him). [چنین نیست که می‌پندارید] بلکه او حق را آورده و پیامبران را تصدیق کرده است.///[چنین نیست که می‌پندارید] بلکه او حق را آورده و پیامبران را تصدیق کرده است.///نه، آن پیامبر حق را آورد و پیامبران پیشین را تصدیق کرد.///بلکه او حق را آورده و پیامبران را تصدیق کرده است///ولى نه! [او] حقیقت را آورده و فرستادگان را تصدیق کرده است.///[هرگز چنین نیست!] بلکه او حق آورده و پیامبران [پیشین] را تصدیق کرده است.///(چنین نیست که آنها پنداشتند) بلکه (محمد صلی الله علیه و آله پیغمبر بزرگی است که برای تعلیم و هدایت خلق عالم) با برهان روشن حق آمد و (حجت و معجزاتش) صدق پیغمبران پیشین را نیز اثبات کرد.///حق این است که او [پیامبر] حق را به میان آورد و پیامبران [پیشین‌] را تصدیق کرد///چنین نیست، او حق را آورده و پیامبران پیشین را تصدیق کرده است!///بلکه آمد به راستی و تصدیق کرد به فرستادگان‌///بلکه تمامی حق (حقیقت) را آورده و فرستادگان (خدا) را تصدیق نموده است. quran_en_fa Ye shall indeed taste of the Grievous Penalty;- بی تردید شما [کوردلان] عذاب دردناک را خواهید چشید،///بی تردید شما [کوردلان] عذاب دردناک را خواهید چشید،///شما عذاب دردآور را خواهید چشید.///بى‌تردید، شما چشنده‌ى عذاب دردناک خواهید بود///در واقع، شما عذاب پر درد را خواهید چشید!///شما نیز عذاب دردناک الهى را خواهید چشید.///شما (که او را تکذیب کردید امروز) عذاب سخت و دردناک خواهید چشید.///شما چشندگان عذاب دردناکید///اما شما (مستکبران کوردل) بطور مسلم عذاب دردناک (الهی) را خواهید چشید!///که شمائید همانا چشندگان عذاب دردناک‌///بی‌چون، شما همی چشنده‌ی عذابی پر درد هستید! quran_en_fa But it will be no more than the retribution of (the Evil) that ye have wrought;- و جز آنچه که همواره انجام می‌دادید، پاداش داده نمی‌شوید،///و جز آنچه که همواره انجام می‌دادید، پاداش داده نمی‌شوید،///جز در برابر اعمالتان کیفر نخواهید دید.///و جز در برابر آنچه مى‌کردید جزا نمى‌یابید///و جز آنچه مى‌کردید جزا نمى‌یابید!///و جز آنچه کرده‌اید، کیفر نمى‌بینید.///و جز به کردارتان مجازات نمی‌شوید.///و جز بر حسب آنچه کرده‌اید، جزا نمی‌یابید///و جز به آنچه انجام می‌دادید کیفر داده نمی‌شوید،///و کیفر نشوید جز آنچه بودید می‌کردید///و جز آنچه می‌کرده‌اید جزا نمی‌یابید! quran_en_fa But the sincere (and devoted) Servants of Allah,- جز بندگان خالص شده خدا [که از هر کیفری در امانند،]///جز بندگان خالص شده خدا [که از هر کیفری در امانند،]///مگر بندگان مخلص خدا،///مگر بندگان خالص شده‌ى خدا///مگر بندگان پاکدل خدا!///مگر بندگان خالص شده‌ى خدا [که از کیفر برکنارند].///(امروز همه مسئولند) جز بندگان پاک برگزیده خدا.///مگر بندگان اخلاص یافته خداوند///جز بندگان مخلص خدا (که از این کیفرها برکنارند)!///مگر بندگان خدا را ناآلودگان‌///مگر بندگان پاک شده‌ی (از طرف) خدا! quran_en_fa For them is a Sustenance determined, برای آنان رزق و روزی معین و ویژه‌ای است،///برای آنان رزق و روزی معین و ویژه‌ای است،///که آنها راست رزقى معین،///که آنها رزقى معین دارند///آنان روزى معین خواهند داشت.///آنانند که برایشان روزی معین و ویژه‌اى است.///آنان را (در بهشت ابد) روزی جسمانی و روحانی (بی حساب) معین است.///اینان روزی معین دارند///برای آنان [= بندگان مخلص‌] روزی معین و ویژه‌ای است،///که آنان را است روزیی دانسته‌///ایشان برایشان روزی‌ای معلوم است؛ quran_en_fa Fruits (Delights); and they (shall enjoy) honour and dignity, میوه هایی [گوناگون] در حالی که مورد اکرام خواهند بود،///میوه هایی [گوناگون] در حالی که مورد اکرام خواهند بود،///از میوه‌ها، و گرامى داشتگانند؛///[انواع‌] میوه‌ها و آنها گرامى داشتگانند/// [انواع‌] میوه‌ها! و آنان مورد احترام خواهند بود.///انواع میوه‌ها. و آنان مورد احترامند.///میوه‌های گوناگون بهشتی، و هم آنها (در آن عالم جاودانی) بزرگوار و محترمند.///انواع میوه‌ها، و خود گرامیانند///میوه‌ها (ی گوناگون پر ارزش)، و آنها گرامی داشته می‌شوند …///میوه‌هائی و آنانند گرامی‌داشتگان‌///(از انواع) میوه‌ها! حال آنکه آنان گرامی‌شدگانند. quran_en_fa In Gardens of Felicity, در بهشت‌های پر نعمت،///در بهشت‌های پر نعمت،///در بهشتهاى پرنعمت،///در باغ‌هاى پرنعمت///در باغهاى پر نعمت!///در باغ‌هاى پر نعمت [بهشت].///در آن بهشت پر نعمت متنعمند.///در بهشتهای پرناز و نعمت‌///در باغهای پر نعمت بهشت؛///در باغستان نعمتها///در باغ‌های (پر) نعمت! quran_en_fa Facing each other on Thrones (of Dignity): در حالی که بر تخت هایی روبه روی یکدیگر [تکیه زده‌اند،]///در حالی که بر تخت هایی روبه روی یکدیگر [تکیه زده‌اند،]///بر تختهایى که رو به روى هم‌اند.///بر تخت‌هایى رو به روى هم///بر سریرها در برابر همدیگر [مى‌نشینند].///بر تخت‌هایى در برابر یکدیگر [تکیه زده‌اند].///بر تختهای عالی رو به روی یکدیگر نشسته‌اند.///بر روی تختها، رو به روی همدیگر///در حالی که بر تختها رو به روی یکدیگر تکیه زده‌اند،///بر تختهائی روی به روی‌///(تکیه‌زنان) بر تخت‌هایی در حالی‌که برابر یکدیگرند. quran_en_fa Round will be passed to them a Cup from a clear-flowing fountain, جامی از نوشیدنی زلال و پاک گرداگردشان می‌گردانند،///جامی از نوشیدنی زلال و پاک گرداگردشان می‌گردانند،///و جامى از چشمه خوشگوار میانشان به گردش درآید،///جامى از شراب طهور بر آنان مى‌گردانند///با جامى از باده ناب پیرامونشان به گردش درمى‌آیند؛///جامى لبریز از شرابی پاک و ناب گرداگردشان مى‌گردانند،///(حور و غلمان) با جام شراب طهور بر آنان دور می‌زنند.///برای آنان جامی از شرابی جاری بگردانند [و پیش آرند]///و گرداگردشان قدحهای لبریز از شراب طهور را می‌گردانند؛///گردانیده شود بر ایشان جامی از باده پدیدار///با جامی از نوشابه‌ای روان (که) پیرامونشان به گردش می‌آید؛ quran_en_fa Crystal-white, of a taste delicious to those who drink (thereof), [نوشیدنی] سپید [و درخشنده] و لذت بخش برای نوشندگان،///[نوشیدنی] سپید [و درخشنده] و لذت بخش برای نوشندگان،///سفید است و نوشندگانش را لذت‌بخش،///شرابى سپید و روشن که براى نوشندگان لذت بخش است/// [باده‌اى‌] سخت سپید که نوشندگان را لذتى [خاص‌] مى‌دهد؛///شرابى زلال و درخشان، و لذت‌بخش براى نوشندگان.///شرابی سپید و روشن که آشامندگان لذت کامل برند.///سپید درخشان و لذت‌بخش آشامندگان‌///شرابی سفید و درخشنده، و لذتبخش برای نوشندگان؛///تابناکی خوشکامی برای نوشندگان‌///(که) سپید است و نوشندگان را لذتی (خاص) می‌دهد. quran_en_fa Free from headiness; nor will they suffer intoxication therefrom. نه در آن مایه فساد [جسم و عقل] است، و نه از آن مست و بیهوش می‌شوند،///نه در آن مایه فساد [جسم و عقل] است، و نه از آن مست و بیهوش می‌شوند،///نه عقل از آن تباهى گیرد و نه نوشنده مست شود.///نه در آن تباهى عقل است و نه از آن مست مى‌شوند///نه در آن فساد عقل است و نه ایشان از آن به بدمستى [و فرسودگى‌] مى‌افتند!///[شرابى که] نه مایه‌ى فساد عقل است. و نه آنان از نوشیدن آن مست مى‌شوند.///نه در آن می‌خمار و دردسری و نه مستی و مدهوشی است.///هیچ دردسری در آن نیست، و از آن مست نشوند///شرابی که نه در آن مایه تباهی عقل است و نه از آن مست می‌شوند!///نه در آن است مستی (بیهشی و یا رنجی) و نه آنانند از آن بازگرفتگان‌///نه در آن هلاکتی ناخودآگاه است و نه ایشان از آن (از عقل) تهی می‌گردند! quran_en_fa And besides them will be chaste women, restraining their glances, with big eyes (of wonder and beauty). و در کنارشان زنانی هستند که فقط به شوهرانشان عشق می‌ورزند.///و در کنارشان زنانی هستند که فقط به شوهرانشان عشق می‌ورزند.///زنانى درشت چشم که تنها به شوهران خود نظر دارند، همدم آنهایند.///و در کنارشان دلبرانى درشت چشم است که [به همسران خود] چشم دوزند///و نزدشان [دلبرانى‌] فروهشته‌نگاه و فراخ‌دیده باشند!///و نزدشان همسرانى است [زیبا و] درشت چشم که چشم از غیر فرومی‌بندند.///و در بزم حضورشان حوران زیبا چشمی است که (جز به شوهر خود) به هیچ کس ننگرند.///و نزد ایشان دوشیزگان چشم فروهشته [/قانع به همسر] درشت چشم هستند///و نزد آنها همسرانی زیبا چشم است که جز به شوهران خود عشق نمی‌ورزند.///و نزد ایشان است کوته‌مژگانی درشت‌چشمان‌///و در نزدشان (زنانی) با چشمان فروهشته‌ی درشتند! quran_en_fa As if they were (delicate) eggs closely guarded. گویا آنان [از سپیدی] تخم شترمرغی هستند که [زیر پر و بال] پوشیده شده‌اند [و هرگز دست کسی به آنان نرسیده است.]///گویا آنان [از سپیدی] تخم شترمرغی هستند که [زیر پر و بال] پوشیده شده‌اند [و هرگز دست کسی به آنان نرسیده است.]///همانند تخم مرغهایى دور از دسترس.///[سیمین تن‌] گویى تخم ماکیانند که در پوشش نهاده‌اند/// [از شدت سپیدى‌] گویى تخم شتر مرغ [زیر پر] ند!///[از شدت لطافت و سپیدى] گویى تخم‌مرغ‌هایى هستند که [در زیر بال و پر مرغ،] پوشیده و پنهان مانده [و هرگز دست کسی به آن نرسیده] است.///گویی آن حوران (در سفیدی و لطافت) بیضه مکنونند [یعنی تخم شتر مرغ که بسیار خوشرنگ است و شتر مرغ آن را با پر خویش می‌پوشاند تا غبار بر آن ننشیند. (م)].///گویی ایشان بیضه‌های شتر مرغ نهفته‌اند///گویی از (لطافت و سفیدی) همچون تخم‌مرغهایی هستند که (در زیر بال و پر مرغ) پنهان مانده (و دست انسانی هرگز آن را لمس نکرده است)!///گوئیا تخمهای ماکیانند به پرده پوشیدگان‌///گویی ایشان به‌راستی تخمی پنهانند، quran_en_fa Then they will turn to one another and question one another. پس برخی از آنان به برخی دیگر رو کرده از [حال] یکدیگر می‌پرسند.///پس برخی از آنان به برخی دیگر رو کرده از [حال] یکدیگر می‌پرسند.///رو به یکدیگر کنند و به گفت و گو پردازند.///رو به یکدیگر کنند و از همدیگر پرس و جو کنند///پس برخى‌شان به برخى روى نموده و از همدیگر پرس‌وجو مى‌کنند.///پس به یکدیگر روی کرده، از [حال‌] هم مى‌پرسند.///در آنجا مؤمنان بعضی با بعضی به صحبت روی کنند.///و بعضی از آنان به بعضی دیگر به همپرسی روی آورند///(در حالی که آنها غرق گفتگو هستند) بعضی رو به بعضی دیگر کرده می‌پرسند …///و روی آورد برخی از ایشان به برخی پرسش‌کنان‌///پس برخیشان به برخی روی نموده، در حالی‌که از همدیگر پرس‌وجو می‌کنند. quran_en_fa One of them will start the talk and say: "I had an intimate companion (on the earth), گوینده‌ای از آنان می‌گوید: همانا من [در دنیا] هم نشینی داشتم.///گوینده‌ای از آنان می‌گوید: همانا من [در دنیا] هم نشینی داشتم.///یکى از آنها گوید: مرا همنشینى بود،///گوینده‌اى از آنها مى‌گوید: راستى من [در دنیا] همنشینى داشتم///گوینده‌اى از آنان مى‌گوید: «راستى من [در دنیا] همنشینى داشتم،///یکى از آنان می‌گوید: «[در دنیا] همنشینى داشتم،///یکی از آنها گوید: (ای رفیقان بهشتی) مرا (در دنیا) همنشینی (کافر) بود.///گوینده‌ای از میان آنان گوید مرا [در دنیا] همنشینی بود///کسی از آنها می‌گوید: «من همنشینی داشتم …///گفت گوینده‌ای از ایشان که همانا بود مرا همنشینی‌///گوینده‌ای از آنان گفت: «به‌راستی من (در دنیا) همنشینی داشتم،» quran_en_fa "Who used to say, 'what! art thou amongst those who bear witness to the Truth (of the Message)? [که همواره از روی تعجب به من] می‌گفت: آیا تو از باور دارندگان [رستاخیز و زنده شدن مردگان] هستی؟///[که همواره از روی تعجب به من] می‌گفت: آیا تو از باور دارندگان [رستاخیز و زنده شدن مردگان] هستی؟///که مى‌گفت: آیا تو از آنها هستى که تصدیق مى‌کنند؟///[که به من‌] مى‌گفت: آیا واقعا تو [هم‌] از باور دارندگانى/// [که به من‌] مى‌گفت: «آیا واقعا تو از باوردارندگانى؟///که پیوسته مى‌گفت»: «آیا تو به راستی [قیامت را] باور دارى؟///که با من می‌گفت: آیا تو (وعده‌های بهشت و قیامت را) باور می‌کنی؟///که می‌گفت آیا تو [هم‌] از باور دارندگانی؟///که پیوسته می‌گفت: آیا (به راستی) تو این سخن را باور کرده‌ای …///می‌گفت آیا توئی از راست پنداران (تصدیق‌کنندگان)///«(که به من) می‌گوید: آیا واقعا تو بی‌گمان از تصدیق‌کنندگانی‌؟» quran_en_fa "'When we die and become dust and bones, shall we indeed receive rewards and punishments?'" آیا زمانی که ما مردیم و خاک استخوان شدیم، حتما [زنده می‌شویم و] پاداشمان می‌دهند؟///آیا زمانی که ما مردیم و خاک استخوان شدیم، حتما [زنده می‌شویم و] پاداشمان می‌دهند؟///آیا آنگاه که مردیم و خاک و استخوان شدیم، کیفرمان مى‌دهند؟///آیا وقتى مردیم و خاک و استخوان شدیم آیا واقعا [زنده شده‌] مجازات مى‌شویم///آیا وقتى مردیم و خاک و [مشتى‌] استخوان شدیم، آیا واقعا جزا مى‌یابیم؟»///که هرگاه مردیم، و خاک، و استخوان‌هایی [پوسیده] شدیم، [دوباره زنده می‌شویم و] کیفر خواهیم شد؟»///آیا چون مردیم و استخوان ما خاک راه شد باز (زنده شویم و) پاداش و کیفری یابیم؟///[به اینکه‌] آیا چون مردیم و خاک و استخوانها [ی پوسیده‌] شدیم، آیا ما جزا خواهیم یافت؟///که وقتی ما مردیم و به خاک و استخوان مبدل شدیم، (بار دیگر) زنده می‌شویم و جزا داده خواهیم شد؟!»///آیا گاهی که مردیم و شدیم خاکی و استخوانهائی آیا مائیم هر آینه کیفردادگان‌///«آیا هنگامی (که) ما مردیم و خاک و استخوان‌هایی بودیم آیا بی‌چون ما به‌درستی جزا یافتگانیم‌؟» quran_en_fa (A voice) said: "Would ye like to look down?" [سپس به دوستان بهشتی خود] می‌گوید: آیا شما با من به دوزخ سر می‌کشید [تا از هم نشینم خبری بگیرید که در کجا و در چه حالی است؟]///[سپس به دوستان بهشتی خود] می‌گوید: آیا شما با من به دوزخ سر می‌کشید [تا از هم نشینم خبری بگیرید که در کجا و در چه حالی است؟]///گوید: مى‌توانید از بالا بنگرید؟///گوید: آیا شما سر بلند مى‌کنید ببینید [او کجاست‌]/// [مؤمن‌] مى‌پرسد: «آیا شما اطلاع دارید [کجاست‌]؟»///[آن بنده‌ی خدا به دوستان بهشتی‌اش] می‌گوید: «آیا شما مى‌توانید [بر حال او] اطلاع یابید؟»///باز (این گوینده بهشتی به رفیقان) گوید: آیا می‌خواهید نظر کنید (و آن رفیق کافر را اینک در دوزخ بنگرید).///[سپس‌] گوید آیا شما نگرندگانید؟///(سپس) می‌گوید: «آیا شما می‌توانید از او خبری بگیرید؟»///گفت آیا شمائید سربرآرندگان‌///گفت: «آیا شما سر بر (جهنم) آورندگانید؟» quran_en_fa He looked down and saw him in the midst of the Fire. پس خود او به دوزخ سر می‌کشد و هم نشینش را وسط دوزخ می‌بیند.///پس خود او به دوزخ سر می‌کشد و هم نشینش را وسط دوزخ می‌بیند.///از بالا بنگرد و او را در میان آتش دوزخ بیند.///پس سر بلند مى‌کند و او را در وسط آتش مى‌بیند///پس اطلاع حاصل مى‌کند، و او را در میان آتش مى‌بیند!///پس از حال او اطلاع مى‌یابد، و او را در میان دوزخ مى‌بیند.///آن گاه خود بنگرد و او را در میان دوزخ (معذب) بیند.///سپس فرانگرد و او را در میانه دوزخ ببیند///اینجاست که نگاهی می‌کند، ناگهان او را در میان دوزخ می‌بیند.///پس سربرآورد پس نگریستش در میان دوزخ‌///پس سر بر آورد تا او را در وسط آتش فروزان دید! quran_en_fa He said: "By Allah! thou wast little short of bringing me to perdition! [به او] می‌گوید: به خدا سوگند نزدیک بود، مرا به هلاکت بیندازی.///[به او] می‌گوید: به خدا سوگند نزدیک بود، مرا به هلاکت بیندازی.///گویدش: به خدا سوگند، نزدیک بود که مرا به هلاکت افکنى.///مى‌گوید: به خدا سوگند چیزى نمانده بود که مرا به هلاکت اندازى/// [و] مى‌گوید: «به خدا سوگند، چیزى نمانده بود که تو مرا به هلاکت اندازى.///به او می‌گوید: «به خدا سوگند نزدیک بود که مرا به نابودى بکشانى.///به او گوید: قسم به خدا که نزدیک بود مرا (همچون خود) هلاک گردانی.///[و از دور به او] گوید به خدا نزدیک بود که تو مرا به نابودی بکشانی‌///می‌گوید: «به خدا سوگند نزدیک بود مرا (نیز) به هلاکت بکشانی!///گفت به خدا سوگند همانا نزدیک بود مرا سرنگون کنی‌///گفت: «به خدا سوگند، چیزی نمانده بود که تو مرا بی‌چون به سقوط کشانی.» quran_en_fa "Had it not been for the Grace of my Lord, I should certainly have been among those brought (there)! و اگر توفیق و رحمت پروردگارم نبود، حتما از احضارشدگان [در دوزخ] بودم.///و اگر توفیق و رحمت پروردگارم نبود، حتما از احضارشدگان [در دوزخ] بودم.///و اگر موهبت پروردگارم نبود، من نیز از احضارشدگان مى‌بودم.///و اگر رحمت پروردگارم نبود، بى‌تردید من نیز از احضار شدگان [در آتش‌] بودم///و اگر رحمت پروردگارم نبود، هرآینه من [نیز] از احضارشدگان بودم.»///و اگر نعمت [و لطف] پروردگارم نبود، قطعا [من نیز] از احضارشدگان [در دوزخ] بودم.»///و اگر نعمت و لطف خدای من (نگهدار) نبود من هم به دوزخ (نزد تو) از حاضر شدگان بودم.///و اگر نعمت پروردگارم نبود من نیز از حاضر شدگان [در عذاب‌] بودم‌///و اگر نعمت پروردگارم نبود، من نیز از احضارشدگان (در دوزخ) بودم!///و اگر نبود نعمت پروردگار من هر آینه می‌بودم از احضارشدگان‌///«و اگر نعمت پروردگارم نبود، بی‌گمان من (نیز) از احضارشدگان (برای پرسش و در آن آتش) بودم.» quran_en_fa "Is it (the case) that we shall not die, [آن گاه به دوستان بهشتی خود می‌گوید:] آیا ما [برای همیشه در بهشتیم و] هرگز نمی‌میریم؟///[آن گاه به دوستان بهشتی خود می‌گوید:] آیا ما [برای همیشه در بهشتیم و] هرگز نمی‌میریم؟///آیا ما را مرگى نیست،///[و از روى شوق مى‌گوید:] آیا ما را دیگر مرگى نیست/// [و از روى شوق مى‌گوید:] «آیا دیگر روى مرگ نمى‌بینیم،///[سپس به یاران بهشتى خود می‌گوید:] «آیا ما [براى همیشه در بهشتیم، و] دیگر نمى‌میریم؟///(و از خوشحالی گوید) آیا دیگر ما را مرگی نخواهد بود؟///پس آیا ما دیگر نمی‌میریم؟///(سپس به یاران خود می‌گوید: ای دوستان!) آیا ما هرگز نمی‌میریم (و در بهشت جاودانه خواهیم بود)،///آیا پس نیستیم ما مردگان‌///(و از روی شوق می‌گوید:) «آیا پس ما دیگر (از) میرندگان نیستیم؟» quran_en_fa "Except our first death, and that we shall not be punished?" [و] جز همان مرگ نخستین [که در دنیا سراغمان آمد مرگی دیگر به سراغمان نخواهد آمد] و ما هرگز عذاب نخواهیم شد؟ [شگفتا! چه لطف خاصی از سوی خدا به ما شده است!]///[و] جز همان مرگ نخستین [که در دنیا سراغمان آمد مرگی دیگر به سراغمان نخواهد آمد] و ما هرگز عذاب نخواهیم شد؟ [شگفتا! چه لطف خاصی از سوی خدا به ما شده است!]///جز آن مرگ نخستین؟ و دیگر عذابمان نمى‌کنند؟///جز همان مرگ نخستین ما؟ و ما عذاب نخواهیم شد///جز همان مرگ نخستین خود؟ و ما هرگز عذاب نخواهیم شد؟!///جز همان مرگ نخستین [که در دنیا سراغمان آمد،] و ما هرگز عذاب نخواهیم شد؟///جز همان مرگ اول (که در دنیا مردیم) و دیگر هیچ رنج و عذابی بر ما نخواهد بود؟///مگر به مردن نخستینمان، و ما عذاب شونده نیستیم؟///و جز همان مرگ اول، مرگی به سراغ ما نخواهد آمد، و ما هرگز عذاب نخواهیم شد.///جز مرگ نخستین را و نیستیم ما عذاب‌شدگان‌///«جز همان مرگ نخستینمان؟ و ما هرگز از معذبان نیستیم‌؟!» quran_en_fa Verily this is the supreme achievement! بی تردید این همان کامیابی بزرگ است.///بی تردید این همان کامیابی بزرگ است.///هر آینه این است کامیابى بزرگ.///به راستى این همان کامیابى بزرگ است///راستى که این همان کامیابى بزرگ است!»///قطعا این رستگارى بزرگى است.»///این است همان سعادت و رستگاری بزرگ.///بی‌گمان این [که من در بهشت هستم‌] همان رستگاری بزرگ است‌///راستی این همان پیروزی بزرگ است!///همانا این است آن رستگاری بزرگ‌///«به‌راستی همواره این همان کامیابی سالم بزرگ است!» quran_en_fa For the like of this let all strive, who wish to strive. پس باید برای چنین پاداشی عمل کنندگان عمل کنند.///پس باید برای چنین پاداشی عمل کنندگان عمل کنند.///عمل‌کنندگان باید براى چنین پاداشى عمل کنند.///براى این (رقم نعمت‌ها) باید اهل عمل بکوشند///براى چنین [پاداشى‌] باید کوشندگان بکوشند.///باید اهل عمل براى چنین جایگاهى کار کنند.///آنان که سعی و عملی می‌کنند باید بر مثل این (بهشت جاودانی) کنند (نه بر دنیای دو روزه فانی).///باید که اهل عمل برای چنین هدفی بکوشند///آری، برای مثل این، باید عمل‌کنندگان عمل کنند!///به مانند این پس باید کنند کنندگان‌///پس برای همانند این (پاداش) باید عمل‌کنندگان عمل کنند. quran_en_fa Is that the better entertainment or the Tree of Zaqqum? آیا این [بهشت جاودان پر نعمت] برای پذیرایی بهتر است یا درخت زقوم؟///آیا این [بهشت جاودان پر نعمت] برای پذیرایی بهتر است یا درخت زقوم؟///آیا خورش را این بهتر یا درخت زقوم؟///آیا این براى پذیرایى بهتر است یا درخت زقوم///آیا از نظر پذیرایى این بهتر است یا درخت زقوم؟!///آیا آن [نعمت‌هاى بهشتى] براى پذیرایى بهتر است یا درخت زقوم؟///آیا این پذیرایی (و مقام عالی) بهتر است یا درخت زقوم جهنم؟///آیا این پیشکش بهتر است یا درخت زقوم؟///آیا این (نعمتهای جاویدان بهشتی) بهتر است یا درخت (نفرت‌انگیز) زقوم؟!///آیا این بهتر است پیشکشی یا درخت تلخکام زقوم‌///آیا این (منزلگاه والا) برای پذیرایی واردان بهتر است، یا درخت زقوم‌؟! quran_en_fa For We have truly made it (as) a trial for the wrong-doers. ما آن را برای ستمکاران مایه شکنجه و عذاب قرار داده‌ایم.///ما آن را برای ستمکاران مایه شکنجه و عذاب قرار داده‌ایم.///ما آن درخت را براى ابتلاى ستمکاران پدید آورده‌ایم.///همانا ما آن [درخت‌] را براى ستمگران، عذاب قرار داده‌ایم///در حقیقت، ما آن را براى ستمگران [مایه آزمایش و] عذابى گردانیدیم.///ما درخت زقوم را مایه‌ى شکنجه، و درد و رنج ستمگران قرار داده‌ایم.///که آن درخت را ما بلای جان ستمکاران عالم گردانیدیم.///ما آن را مایه آزمون ستمکاران [مشرک‌] قرار داده‌ایم‌///ما آن را مایه درد و رنج ظالمان قرار دادیم!///همانا ما گردانیدیمش گرفتاریی برای ستمگران‌///همواره، ما آن را برای ستمگران مایه‌ی آزمایشی آتشین گردانیدیم. quran_en_fa For it is a tree that springs out of the bottom of Hell-Fire: آن درختی است که در قعر دوزخ می‌روید،///آن درختی است که در قعر دوزخ می‌روید،///درختى است که از اعماق جهنم مى‌روید،///[و] آن درختى است که در اعماق جهنم مى‌روید///آن، درختى است که از قعر آتش سوزان مى‌روید،///این درخت از قعر دوزخ مى‌روید.///آن زقوم به حقیقت درختی است که از بن دوزخ برآید.///آن درختی است که از بن جهنم می‌روید///آن درختی است که از قعر جهنم می‌روید!///هر آینه آن درختی است که برون آید در ته دوزخ‌///آن بی‌گمان (همان) درختی است که در (ژرفای) آتش سوزان برون می‌تند. quran_en_fa The shoots of its fruit-stalks are like the heads of devils: شکوفه هایش مانند سرهای شیاطین [بسیار بدنما و زشت] است.///شکوفه هایش مانند سرهای شیاطین [بسیار بدنما و زشت] است.///میوه‌اش همانند سر شیاطین است،///میوه‌اش گویى سرهاى دیوان است///میوه‌اش گویى چون کله‌هاى شیاطین است،///شکوفه‌ى آن مانند سرهاى شیطان‌ها [بسیار زشت و بدنما] است.///میوه‌اش (در خباثت) گویی سرهای شیاطین است.///میوه‌اش گویی کله‌های شیاطین است‌///شکوفه آن مانند سرهای شیاطین است!///شکوفه (یا میوه) آن همچون سرهای دیوان (شیاطین)///ثمره‌ی آغازینش گویی - آن- همانا سرهای شیاطین است. quran_en_fa Truly they will eat thereof and fill their bellies therewith. پس این منکران لجوج حتما از آن می‌خورند و شکم‌ها را از آن پر می‌کنند.///پس این منکران لجوج حتما از آن می‌خورند و شکم‌ها را از آن پر می‌کنند.///دوزخیان از آن مى‌خورند و شکم انباشته مى‌سازند،///پس [دوزخیان‌] حتما از آن مى‌خورند و شکم‌ها را از آن پر مى‌کنند///پس [دوزخیان‌] حتما از آن مى‌خورند و شکمها را از آن پر مى‌کنند،///پس دوزخیان از آن مى‌خورند و شکم‌ها را از آن پر مى‌کنند.///اهل دوزخ از آن درخت (خباثت) آن طور می‌خورند که شکمها پر می‌سازند.///آنگاه ایشان خورنده از آنند، و پرکننده شکمهای خویش از آن‌///آنها [= مجرمان‌] از آن می‌خورند و شکمها را از آن پر می‌کنند!///هر آینه ایشانند از آن خورندگان پس شکمها را از آنند آکندگان‌///پس بی‌گمان آنان [: دوزخیان] بی‌‌چون خورندگان از آن و پرکنندگان شکم‌هاشان از آنند. quran_en_fa Then on top of that they will be given a mixture made of boiling water. آن گاه به ناچار روی آن [به عنوان نوشیدنی] مخلوطی از آب بسیار داغ و متعفن برای آنان خواهد بود!///آن گاه به ناچار روی آن [به عنوان نوشیدنی] مخلوطی از آب بسیار داغ و متعفن برای آنان خواهد بود!///و بر سر آن آمیزه‌اى از آب سوزان مى‌نوشند.///سپس براى ایشان بر روى آن [زقوم‌] مخلوطى از آب جوشان است///سپس ایشان را بر سر آن، آمیغى از آب جوشان است؛///سپس بر روى آن [غذا]، مخلوطى از آب جوشان و سوزنده براى آنان خواهد بود.///پس از خوردن زقوم دوزخ بر آنها آمیزه‌ای از شراب سوزان خواهد بود.///سپس برای آنان آمیزه‌ای از آب جوش هست که به دنبال آن نوشند///سپس روی آن آب داغ متعفنی می‌نوشند!///سپس ایشان را است بر آن آمیخته از آبی جوشان‌///سپس ایشان را (افزون) بر آن، بی‌چون آمیخته‌ای به‌راستی از مایعی بس جوشان است. quran_en_fa Then shall their return be to the (Blazing) Fire. سپس بازگشتشان حتما به سوی دوزخ است.///سپس بازگشتشان حتما به سوی دوزخ است.///سپس بازگشتشان به همان جهنم است.///سپس بازگشتشان بى‌گمان به جانب آتش دوزخ است///آنگاه بازگشتشان بى‌گمان به سوى دوزخ است.///پس بازگشت آنان به سوى دوزخ است.///و باز هم رجوعشان به سوی (عذاب دایم) جهنم است.///سپس بازگشتگاهشان به سوی دوزخ است‌///سپس بازگشت آنها به سوی جهنم است!///پس بازگشت ایشان است همانا بسوی دوزخ‌///سپس همواره بازگشتشان بی‌امان سوی آتش بس زبانه‌دار سوزان است. quran_en_fa Truly they found their fathers on the wrong Path; [سزاوار بودنشان در قیامت به این همه عذاب به سبب این است که] آنان پدرانشان را گمراه یافتند،///[سزاوار بودنشان در قیامت به این همه عذاب به سبب این است که] آنان پدرانشان را گمراه یافتند،///آنها پدران خود را پیش از خود گمراه یافتند،///همانا آنها پدران خود را گمراه یافتند///آنها پدران خود را گمراه یافتند،///[چرا که] آنان پدران خویش را گمراه یافتند.///چرا که آنها پدرانشان را در ضلالت و گمراهی یافتند.///چرا که ایشان پدرانشان را گمراه یافتند///چرا که آنها پدران خود را گمراه یافتند،///که ایشان یافتند پدران خویش را گمراهان‌///آنان همانا پدران خود را گمراهان یافتند. quran_en_fa So they (too) were rushed down on their footsteps! و [با اینکه می‌دانستند گمراهند بدون اندیشه و تأمل] عجولانه از پی آنان می‌رفتند!///و [با اینکه می‌دانستند گمراهند بدون اندیشه و تأمل] عجولانه از پی آنان می‌رفتند!///و بر پى ایشان شتابان مى‌روند.///و [با این حال‌] با سرعت در پى آنها کشانده مى‌شوند///پس ایشان به دنبال آنها مى‌شتابند!///اما با این حال، در پى آنان شتابان مى‌دوند.///و باز از پی آنها شتابان می‌رفتند.///و آنان به دنبال ایشان شتافتند///با این حال به سرعت بدنبال آنان کشانده می‌شوند!///پس ایشانند در پی آنان (پا بر نشان پایهای آنان) شتابندگان‌///پس (هم) ایشان بر پی‌شان با سرعتی برق‌آسا ترسان و شتاب‌زدگانند! quran_en_fa And truly before them, many of the ancients went astray;- و به راستی پیش از اینان بیشتر پیشینیان گمراه شدند،///و به راستی پیش از اینان بیشتر پیشینیان گمراه شدند،///و پیش از آنها بیشتر پیشینیان گمراه شدند.///و البته پیش از آنها بیشتر پیشینیان گمراه شدند///و قطعا پیش از آنها بیشتر پیشینیان به گمراهى افتادند.///بى‌گمان قبل از آنان، بیشتر پیشینیان [نیز] گمراه شدند.///و قبل از اینان بیشتر پیشینیان هم سخت گمراه بودند.///و به راستی پیش از آنان، بیشترینه پیشینیان گمراه شدند///و قبل از آنها بیشتر پیشینیان (نیز) گمراه شدند!///و همانا گمراه شدند پیش از ایشان بیشتر پیشینیان‌///و بی‌گمان پیش از آنان بیشتر پیشینیان همی به گمراهی افتادند. quran_en_fa But We sent aforetime, among them, (messengers) to admonish them;- و بی تردید ما در میان آنان بیم دهندگانی فرستادیم.///و بی تردید ما در میان آنان بیم دهندگانی فرستادیم.///و ما بیم‌دهندگانى به میانشان فرستادیم.///و حال آن که ما هشدار دهندگانى در میانشان فرستادیم///و حال آنکه مسلما در میانشان هشداردهندگانى فرستادیم.///و قطعا ما در میانشان بیم‌دهندگانى فرستادیم.///و ما رسولانی برای بیم و پند بر آنها فرستادیم.///و به راستی به میان آنان هشداردهندگانی فرستادیم‌///ما در میان آنها انذارکنندگانی فرستادیم،///و همانا فرستادیم در ایشان ترسانندگانی‌///و همواره در میانشان بس هشداردهندگانی فرستادیم. quran_en_fa Then see what was the end of those who were admonished (but heeded not),- پس با تأمل بنگر سرانجام بیم داده شدگان چگونه بود؟///پس با تأمل بنگر سرانجام بیم داده شدگان چگونه بود؟///پس بنگر که سرانجام آن بیم‌یافتگان چگونه بود.///پس ببین فرجام هشدار داده شدگان چگونه شد///پس ببین فرجام هشدارداده‌شدگان چگونه بود!///پس [اینک] بنگر که سرانجام هشدارداده شدگان چگونه بود؟///(همه را تکذیب کردند) پس بنگر تا عاقبت کار آن امتهای بیم داده شده (گمراه) به چه (سختی و هلاکت) انجامید.///پس بنگر سرانجام هشدار یافتگان چگونه بوده است‌///ولی بنگر عاقبت انذارشوندگان چگونه بود!///پس بنگر چگونه بود فرجام بیم‌دادگان‌///پس بنگر (که) فرجام هشدار‌شدگان چگونه بوده است؛ quran_en_fa Except the sincere (and devoted) Servants of Allah. [همه هلاک شدند] جز بندگان خالص شده خدا،///[همه هلاک شدند] جز بندگان خالص شده خدا،///جز بندگان مخلص خدا.///به استثناى بندگان خالص شده‌ى خدا///به استثناى بندگان پاکدل خدا!///[همه‌ی آنان نابود شدند،] مگر بندگان خالص شده‌ی خدا.///جز بندگان پاک برگزیده خدا (همه هلاک شدند).///مگر بندگان اخلاص یافته خداوند///مگر بندگان مخلص خدا!///جز بندگان خدا آن پاکشدگان (ناآلودگان)///بجز بندگان ‎پاک شده (ی از طرف) خدا. quran_en_fa (In the days of old), Noah cried to Us, and We are the best to hear prayer. و نوح ما را ندا کرد [و ما ندایش را اجابت کردیم] پس ما به راستی نیکو اجابت کننده‌ای هستیم،///و نوح ما را ندا کرد [و ما ندایش را اجابت کردیم] پس ما به راستی نیکو اجابت کننده‌ای هستیم،///نوح ما را ندا داد و ما چه نیک پاسخ‌دهنده‌اى بودیم.///و همانا نوح ما را ندا داد و چه نیکو اجابت کننده بودیم///و نوح، ما را ندا داد، و چه نیک اجابت‌کننده بودیم!///و به راستی نوح، ما را [به فریادرسى] ندا داد، [و نداى او را اجابت کردیم] پس چه خوب پاسخ‌دهنده‌اى هستیم!///و همانا نوح ما را (بر یاری خود) ندا کرد و ما او را چه نیکو اجابت کردیم.///و به راستی نوح ما را ندا داد، و چه نیکو پاسخ‌دهندگانیم‌///و نوح، ما را خواند (و ما دعای او را اجابت کردیم)؛ و چه خوب اجابت کننده‌ای هستیم!///و همانا خواند ما را نوح پس چه خوبند پاسخ‌دهندگان‌///و همانا نوح، ما را به‌درستی ندا در داد. پس به‌راستی چه نیک اجابت‌کنندگان بوده‌ایم. quran_en_fa And We delivered him and his people from the Great Calamity, و او و خاندانش را از آن اندوه بزرگ نجادت دادیم.///و او و خاندانش را از آن اندوه بزرگ نجادت دادیم.///او و کسانش را از اندوه بزرگ رهانیدیم.///و او و کسانش را از آن محنت بزرگ رهانیدیم///و او و کسانش را از اندوه بزرگ رهانیدیم.///و او و خانواده‌اش را از اندوه بزرگ رهانیدیم.///و او را با اهل بیتش (و پیروانش) همه را از اندوه و بلای بزرگ (هلاکت غرق) نجات دادیم.///و او و خانواده‌اش را از گرفتاری بزرگ رهانیدیم‌///و او و خاندانش را از اندوه بزرگ رهایی بخشیدیم،///و رها ساختیمش با خاندانش از اندوه بزرگ‌///و او و کسانش را از اندوه بس بزرگ رهانیدیم. quran_en_fa And made his progeny to endure (on this earth); و تنها ذریه او را [در زمین] باقی گذاشتیم،///و تنها ذریه او را [در زمین] باقی گذاشتیم،///و فرزندانش را باقى گذاشتیم.///و [تنها] نسل او را باقى گذاشتیم///و [تنها] نسل او را باقى گذاشتیم.///و نسل او را باقى گذاشتیم.///و نژاد و اولاد او را روی زمین باقی داشتیم.///و زاد و رود او را ماندگار گرداندیم‌///و فرزندانش را همان بازماندگان (روی زمین) قرار دادیم،///و گردانیدیم نژادش را بازماندگان‌///و تنها فرزندان (صالح) و پیروانش را باقی گذاشتیم. quran_en_fa And We left (this blessing) for him among generations to come in later times: و در میان آیندگان برای او نام نیک به جا گذاشتیم؛///و در میان آیندگان برای او نام نیک به جا گذاشتیم؛///و نام نیک او را در نسلهاى بعد باقى نهادیم.///و در میان آیندگان [آوازه‌ى نیک‌] او را بر جاى نهادیم///و در میان آیندگان [آوازه نیک‌] او را بر جاى گذاشتیم.///و در میان آیندگان براى او [نام نیک] به جا گذاشتیم.///و در میان آیندگان نام نیکویش بگذاشتیم.///و برای او در میان واپسینیان، نام نیک نهادیم‌///و نام نیک او را در میان امتهای بعد باقی نهادیم.///و گذاردیم بر او در پس آیندگان‌///و در میان آیندگان بر او (آوازه‌ی نیک) بر جای نهادیم. quran_en_fa "Peace and salutation to Noah among the nations!" سلام بر نوح در میان جهانیان.///سلام بر نوح در میان جهانیان.///سلام بر نوح باد، در سراسر جهان.///درود بر نوح در میان جهانیان///درود بر نوح در میان جهانیان!///سلام بر نوح در میان جهانیان.///سلام و تحیت بر نوح (خدا پرست) در میان عالمیان باد.///در میان جهانیان، سلام بر نوح‌///سلام بر نوح در میان جهانیان باد!///سلامی بر نوح در جهانیان‌///سلامی (ربانی) بر نوح در (میان) جهانیان! quran_en_fa Thus indeed do we reward those who do right. به راستی ما نیکوکاران را این گونه پاداش می‌دهیم.///به راستی ما نیکوکاران را این گونه پاداش می‌دهیم.///ما نیکوکاران را چنین پاداش مى‌دهیم.///ما این گونه نیکوکاران را پاداش مى‌دهیم///ما این گونه نیکوکاران را پاداش مى‌دهیم.///ما نیکوکاران را اینگونه پاداش مى‌دهیم.///ما نیکوکاران را چنین پاداش می‌دهیم.///ما بدین‌سان نیکوکاران را جزا می‌دهیم‌///ما این گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم!///همانا بدینسان پاداش دهیم به نکوکاران‌///ما همانا این گونه نیکوکاران را پاداش (شایسته) می‌دهیم. quran_en_fa For he was one of our believing Servants. بی تردید او از بندگان مؤمن ما بود.///بی تردید او از بندگان مؤمن ما بود.///او از بندگان مؤمن ما بود.///به راستى او از بندگان مؤمن ما بود///به راستى او از بندگان مؤمن ما بود.///به راستى که او از بندگان مؤمن ما بود.///که او به حقیقت از بندگان با ایمان ما بود.///که او از بندگان مؤمن ما بود///چرا که او از بندگان باایمان ما بود!///که او است همانا از بندگان ما مؤمنان‌///به‌راستی او از بندگان باایمان ماست. quran_en_fa Then the rest we overwhelmed in the Flood. سپس دیگران را غرق کردیم؛///سپس دیگران را غرق کردیم؛///سپس دیگران را غرقه ساختیم.///سپس دیگران را غرق کردیم///سپس دیگران را غرق کردیم.///سپس دیگران را غرق کردیم.///آن گاه دیگران را همه غرق دریای هلاک گردانیدیم.///سپس دیگران را غرقه ساختیم‌///سپس دیگران [= دشمنان او] را غرق کردیم!///سپس غرق ساختیم دگران را///سپس دیگران را غرق کردیم. quran_en_fa Verily among those who followed his Way was Abraham. و به راستی ابراهیم از پیروان نوح بود،///و به راستی ابراهیم از پیروان نوح بود،///ابراهیم از پیروان او بود.///و بى‌گمان، ابراهیم از پیروان او بود///و بى‌گمان، ابراهیم از پیروان اوست.///و بى‌گمان، ابراهیم از پیروان نوح بود.///و از پیروان نوح (در دعوت به توحید و خدا پرستی) به حقیقت ابراهیم (خلیل) بود.///و ابراهیم جزو پیروان او بود///و از پیروان او ابراهیم بود؛///و هر آینه از پیروان وی است ابراهیم‌///و بی‌گمان، ابراهیم به‌راستی از پیروان او بود. quran_en_fa Behold! he approached his Lord with a sound heart. هنگامی که با دلی پاک به سوی پروردگارش آمد.///هنگامی که با دلی پاک به سوی پروردگارش آمد.///آنگاه که با دلى رسته از تردید روى به پروردگارش آورد.///آن‌گاه که با دلى پاک به [پیشگاه‌] پروردگارش روى آورد///آنگاه که با دلى پاک به [پیشگاه‌] پروردگارش آمد.///آن‌گاه که با قلبی سلیم به پیشگاه پروردگارش آمد.///که با قلبی پاک و سالم (از شرک) به سوی پروردگار خویش آمد.///چنین بود که دل پاک و پیراسته [از شک و شرک‌] به درگاه پروردگارش آورد///(به خاطر بیاور) هنگامی را که با قلب سلیم به پیشگاه پروردگارش آمد؛///گاهی که آمد پروردگار خویش را با دلی سالم‌///چون با دلی بس سالم به (پیشگاه) پروردگارش آمد. quran_en_fa Behold! he said to his father and to his people, "What is that which ye worship? [یاد کن] هنگامی را که به پدر و قومش گفت: چیست آنچه می‌پرستید؟///[یاد کن] هنگامی را که به پدر و قومش گفت: چیست آنچه می‌پرستید؟///به پدرش و قومش گفت: چه مى‌پرستید؟///چون به پدر و قوم خود گفت: [اینها] چیست که مى‌پرستید///چون به پدر [خوانده‌] و قوم خود گفت: «چه مى‌پرستید؟///آن‌گاه که به سرپرستش و قومش گفت: «این [بت‌ها] چیست که مى‌پرستید؟///هنگامی که با پدر (یعنی عموی) خود و قومش گفت: شما به پرستش چه مشغولید؟///آنگاه که به پدرش و قومش گفت چه چیزی را می‌پرستید؟///هنگامی که به پدر و قومش گفت: «اینها چیست که می‌پرستید؟!///هنگامی که گفت به پدر خویش و قومش چه را می‌پرستید///چون به پدر (تربیتی) خود و قوم خود گفت: «چه چیزی را می‌پرستید؟» quran_en_fa "Is it a falsehood- gods other than Allah- that ye desire? آیا به جای خدا معبودان دروغین را می‌خواهید.///آیا به جای خدا معبودان دروغین را می‌خواهید.///آیا به جاى خداى یکتا، خدایان دروغین را مى‌خواهید؟///آیا غیر از خداوند خدایان دروغین را مى‌خواهید///آیا غیر از آنها، به دروغ، خدایانى [دیگر] مى‌خواهید؟!///آیا به دروغ، معبودهاى دیگرى جز خدا مى‌خواهید؟///آیا رواست که به دروغ خدایانی به جای خدای یکتا بر می‌گزینید؟///آیا به دروغ و دغل در هوای خدایانی به جای خداوند هستید؟///آیا غیر از خدا به سراغ این معبودان دروغین می‌روید؟!///آیا به دروغ خدایانی را جز خدا خواهید///«آیا به گزاف و انحراف خدایانی (دروغین) را جز خدا (ی راستین) می‌خواهید؟! quran_en_fa "Then what is your idea about the Lord of the worlds?" پس گمانتان به پروردگار جهانیان چیست؟ [که غیر او را می‌پرستید،]///پس گمانتان به پروردگار جهانیان چیست؟ [که غیر او را می‌پرستید،]///به پروردگار جهانیان چه گمان دارید؟///پس به پروردگار جهانیان چه گمان دارید///پس گمانتان به پروردگار جهانها چیست؟»///شما درباره پروردگار جهانیان چه گمان مى‌کنید؟»///پس در این صورت به خدای جهانیان چه گمان می‌برید (و از قهر و انتقام خدا چگونه نمی‌ترسید).///پس گمانتان درباره پروردگار جهانیان چیست؟///شما درباره پروردگار عالمیان چه گمان می‌برید؟!///آیا چیست گمان شما به پروردگار جهانیان‌///«پس گمانتان به پروردگار جهانیان چیست‌؟» quran_en_fa Then did he cast a glance at the Stars. [چون از او دعوت کردند که شبانه به مراسم عیدشان برود] نگاهی به ستارگان انداخت،///[چون از او دعوت کردند که شبانه به مراسم عیدشان برود] نگاهی به ستارگان انداخت،///نگاهى به ستارگان کرد،///پس نظرى به ستارگان افکند///پس نظرى به ستارگان افکند،///پس [چون مردم برای برپایی مراسم عید، خواستند از شهر بیرون بروند، ابراهیم] نگاه خاصى به ستارگان انداخت.///آن گاه (ابراهیم تدبیری اندیشید و) به ستارگان آسمان نگاهی کرد.///سپس نگاهی به ستارگان انداخت‌///(سپس) نگاهی به ستارگان افکند …///پس نگریست نگریستنی در ستارگان‌///پس (آن‌گاه) نظری (ظاهری) در ستارگان افکند. quran_en_fa And he said, "I am indeed sick (at heart)!" و گفت: به راستی من بیمارم.///و گفت: به راستی من بیمارم.///و گفت: من بیمارم.///و گفت: من بیمارم [و با شما به مراسم عید نمى‌آیم‌]///و گفت: «من کسالت دارم!»///و گفت: «من در آستانه‌ی بیماری‌ام [و نمى‌توانم در مراسم شما شرکت کنم.]»///و با قومش گفت که من بیمارم (و نتوانم به جشن عید بتان آیم).///و گفت من بیمارم‌///و گفت: «من بیمارم (و با شما به مراسم جشن نمی‌آیم)!»///پس گفت همانا منم بیمار///پس گفت: «من به‌راستی بیمارم!» quran_en_fa So they turned away from him, and departed. پس پشت کنان از او روی گرداندند.///پس پشت کنان از او روی گرداندند.///از او رویگردان شدند و بازگشتند.///پس از او روى گرداندند و برگشتند///پس پشت‌کنان از او روى برتافتند!///مردم از او روى گردانده، برگشتند.///قوم از او دست کشیده برگشتند (و از بتخانه در پی نشاط عید به باغ و صحرا شتافتند).///آنگاه به او پشت کردند [و تنهایش گذاشتند]///آنها از او روی برتافته و به او پشت کردند (و بسرعت دور شدند.)///پس روی برتافتد از او پشت‌کنندگان‌///پس پشت‌کنان از او روی برتافتند! quran_en_fa Then did he turn to their gods and said, "will ye not eat (of the offerings before you)?... او هم مخفیانه به سوی بت هایشان رفت و [از روی ریشخند] گفت: آیا غذا نمی‌خورید؟///او هم مخفیانه به سوی بت هایشان رفت و [از روی ریشخند] گفت: آیا غذا نمی‌خورید؟///پنهانى نزد خدایانشان آمد و گفت: چیزى نمى‌خورید؟///پس مخفیانه به سوى خدایانشان رفت و [به ریشخند] گفت: چرا چیزى نمى‌خورید///تا نهانى به سوى خدایانشان رفت و [به ریشخند] گفت: «آیا غذا نمى‌خورید؟///پس [ابراهیم] پنهانى به سراغ خدایان آنان رفت و گفت: «چرا غذا نمى‌خورید؟///ابراهیم (که بتخانه را خلوت یافت) قصد بتهای آنان کرد و گفت: آیا شما غذا نمی‌خورید؟///رو به خدایانشان آورد و گفت چرا [چیزی‌] نمی‌خورید///(او وارد بتخانه شد) مخفیانه نگاهی به معبودانشان کرد و از روی تمسخر گفت: «چرا (از این غذاها) نمی‌خورید؟!///پس خرامید (خزید) بسوی خدایان ایشان پس گفت چرا نمی‌خورید///پس نهانی با حیله‌ای (ایمانی) به سوی خدایانشان تمایل کرد. پس گفت: «آیا (غذا) نمی‌خورید؟» quran_en_fa "What is the matter with you that ye speak not (intelligently)?" شما را چه شده که سخن نمی‌گویید؟///شما را چه شده که سخن نمی‌گویید؟///چرا سخن نمى‌گویید؟///شما را چه شده که سخن نمى‌گویید///شما را چه شده که سخن نمى‌گویید؟!»///شما را چه شده؟ چرا سخن نمى‌گویید؟»///چرا سخن نمی‌گویید؟ (شما چه خدایان بی‌اثر باطلی هستید!)///شما را چه می‌شود چرا سخن نمی‌گویید؟///(اصلا) چرا سخن نمی‌گویید؟!»///چه شود شما را که سخن نگوئید///«شما را چه شده که سخن نمی‌گویید؟!» quran_en_fa Then did he turn upon them, striking (them) with the right hand. پس [به آنها روی آورد و] با دست راست ضربه‌ای کاری بر آنها کوبید [و خردشان کرد.]///پس [به آنها روی آورد و] با دست راست ضربه‌ای کاری بر آنها کوبید [و خردشان کرد.]///و در نهان، دستى به قوت بر آنها زد.///پس مخفیانه با دست راست ضربتى بر سر آنها کوفت [و آنها را در هم شکست‌]///پس با دست راست، بر سر آنها زدن گرفت!///پس به سراغ بت‌ها رفت و با قدرت ضربه محکمى بر آنها فرود آورد [و خردشان کرد].///و محکم (با تبر) بر بتان زد (و جز بت بزرگ همه را درهم شکست).///پس [نهانی‌] بر آنان ضربه‌ای به شدت فرود آورد///سپس بسوی آنها رفت و ضربه‌ای محکم با دست راست بر پیکر آنها فرود آورد (و جز بت بزرگ، همه را درهم شکست).///پس روی آورد بر ایشان می‌نواخت با دست راست‌///پس با دست راست، به گونه‌ای پنهان و حیله‌گرانه بر (سرها) شان کوبید! quran_en_fa Then came (the worshippers) with hurried steps, and faced (him). مردم با شتاب به سوی او آمدند.///مردم با شتاب به سوی او آمدند.///قومش شتابان نزدش آمدند.///پس [قومش‌] شتابان به سوى او روى آوردند///تا دوان دوان سوى او روى‌آور شدند.///مردم [چون بازگشتند،] شتابان به سوى او روى آوردند.///قوم (آگه شدند و) با شتاب (از پی انتقام) به سوی او آمدند.///آنگاه شتابان رو به سوی او آوردند///آنها با سرعت به او روی آوردند.///پس روی آوردند بسویش به انبوه دوندگان‌///پس شتابان سویش روان شدند. quran_en_fa He said: "Worship ye that which ye have (yourselves) carved? [به آنان] گفت: آیا آنچه را [با دست خود] می‌تراشید، می‌پرستید؟!///[به آنان] گفت: آیا آنچه را [با دست خود] می‌تراشید، می‌پرستید؟!///گفت: آیا چیزهایى را که خود مى‌تراشید مى‌پرستید؟///[ابراهیم‌] گفت: آیا آنچه را که [با دست خود] مى‌تراشید، مى‌پرستید/// [ابراهیم‌] گفت: «آیا آنچه را مى‌تراشید، مى‌پرستید؟///[ابراهیم] گفت: «آیا آنچه را خود مى‌تراشید، مى‌پرستید؟///ابراهیم گفت: آیا رواست که شما چیزی به دست خود بتراشید و آن را پرستش کنید؟///[ابراهیم‌] گفت آیا چیزی را که [با دست خود] تراشیده‌اید می‌پرستید؟///گفت: «آیا چیزی را می‌پرستید که با دست خود می‌تراشید؟!///گفت آیا می‌پرستید آنچه را می‌تراشید///(ابراهیم) گفت: «آیا آنچه را (خود) می‌تراشید، می‌پرستید؟» quran_en_fa "But Allah has created you and your handwork!" در حالی که خدا شما را و آنچه را می‌سازید، آفریده است.///در حالی که خدا شما را و آنچه را می‌سازید، آفریده است.///خداى یکتاست که شما و هر چه مى‌سازید، آفریده است.///حال آن که خداوند هم شما را آفریده و هم آنچه را که مى‌سازید///با اینکه خدا شما و آنچه را که برمى‌سازید آفریده است!»///در حالى که خداوند، شما و آنچه را مى‌سازید، آفریده است.»///در صورتی که شما و آنچه (از بتان) می‌سازید همه را خدا آفریده.///و حال آنکه خداوند شما را و چیزهایی را که بر سر آنها کار می‌کنید، آفریده است‌///با اینکه خداوند هم شما را آفریده و هم بتهایی که می‌سازید!»///و خدا آفریدتان با آنچه می‌سازید///«حال آنکه خدا شما و آنچه را که می‌‌سازید آفریده است!» quran_en_fa They said, "Build him a furnace, and throw him into the blazing fire!" گفتند: برای او بنایی بسازید [که گنجایش آتش فراوانی داشته باشد] پس او را در آتش شعلهور بیندازید.///گفتند: برای او بنایی بسازید [که گنجایش آتش فراوانی داشته باشد] پس او را در آتش شعلهور بیندازید.///گفتند: برایش بنایى برآورید و در آتشش اندازید.///گفتند: برایش بنایى بسازید و او را در جهنمى [از آتش‌] افکنید///گفتند: «برایش [کوره‌] خانه‌اى بسازید و در آتشش بیندازید»///گفتند: «براى [کیفر] او بنایى بسازید [که گنجایش آتشی بزرگ داشته باشد،] پس او را در آتش افروخته بیفکنید!»///(قوم حجت و برهانش نشنیدند و) گفتند: باید بر او آتشخانه‌ای بسازید و او را در آتش افکنید.///گفتند برای او بنایی بر آورید، و او را در آتش بیندازید///(بت‌پرستان) گفتند: «بنای مرتفعی برای او بسازید و او را در جهنمی از آتش بیفکنید!»///گفتند بنیاد نهید برایش بنیانی پس بیفکنیدش در دوزخ‌///گفتند: «برایش سازمانی (جهنمی) بسازید، پس او را در (آن) جهنم بیفکنید.» quran_en_fa (This failing), they then sought a stratagem against him, but We made them the ones most humiliated! پس خواستند به او نیرنگی زنند، ولی ما آنان را پست و شکست خورده کردیم.///پس خواستند به او نیرنگی زنند، ولی ما آنان را پست و شکست خورده کردیم.///خواستند تا بداندیشى کنند، ما نیز آنها را زیردست گردانیدیم.///پس طرحى براى [نابودى‌] او ریختند ولى ما آنها را پست و [مغلوب‌] ساختیم///پس خواستند به از نیرنگى زنند؛ و [لى‌] ما آنان را پست گردانیدیم.///پس خواستند براى او نقشه‌اى بکشند، ولى ما آنان را زیردست و شکست‌خورده قرار دادیم.///نمرودیان قصد مکر و ستمش کردند ما هم آنان را خوار و نابود ساختیم (و آتش را بر او گلستان کردیم).///آنگاه در حق او بد سگالیدند، ولی آنان را فرودست گرداندیم‌///آنها طرحی برای نابودی ابراهیم ریخته بودند، ولی ما آنان را پست و مغلوب ساختیم!///و خواستند بدو نیرنگی را پس گردانیدیمشان پست‌شدگان‌///پس خواستند به او نیرنگی زنند. پس ما آنان را پست‌ترین (آفریدگان) گردانیدیم. quran_en_fa He said: "I will go to my Lord! He will surely guide me! و [وقتی از این مهلکه جان سالم به در برد] گفت: به راستی من به سوی پروردگارم می‌روم، و [او] به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد.///و [وقتی از این مهلکه جان سالم به در برد] گفت: به راستی من به سوی پروردگارم می‌روم، و [او] به زودی مرا راهنمایی خواهد کرد.///گفت: من به سوى پروردگارم مى‌روم، او مرا راهنمایى خواهد کرد؛///و [ابراهیم‌] گفت: من به سوى پروردگارم روانم، زودا که هدایتم کند///و [ابراهیم‌] گفت: «من به سوى پروردگارم رهسپارم، زودا که مرا راه نماید!»///[ابراهیم از این مهلکه به سلامت بیرون آمد] و گفت: «من [از شما کناره می‌گیرم. و] به سوى پروردگارم رهسپارم. او مرا راهنمایى خواهد کرد.///و ابراهیم (پس از نجات از بیداد نمرودیان به قومش) گفت: من (با کمال اخلاص) به سوی خدای خود می‌روم که البته هدایتم خواهد فرمود.///و [ابراهیم‌] گفت من رونده به سوی پروردگارم هستم، که به زودی مرا رهنمایی خواهد کرد///(او از این مهلکه بسلامت بیرون آمد) و گفت: «من به سوی پروردگارم می‌روم، او مرا هدایت خواهد کرد!///گفت همانا می‌روم بسوی پروردگار خویش زود است رهبریم کند///و (ابراهیم) گفت: «من همواره سوی پروردگارم رهسپارم. زودا (که) مرا راه نماید!» quran_en_fa "O my Lord! Grant me a righteous (son)!" پروردگارا! مرا فرزندی که از صالحان باشد عطا کن.///پروردگارا! مرا فرزندی که از صالحان باشد عطا کن.///اى پروردگار من، مرا فرزندى صالح عطا کن.///[اى‌] پروردگار من! مرا [فرزندى‌] از شایستگان عطا کن/// «اى پروردگار من! مرا [فرزندى‌] از شایستگان بخش.»///پروردگارا! [فرزندى] از صالحان به من عطا فرما!»///بار الها، مرا فرزند صالحی که از بندگان شایسته تو باشد عطا فرما.///پروردگارا به من از شایستگان فرزندی ببخش‌///پروردگارا! به من از صالحان [= فرزندان صالح‌] ببخش!»///پروردگارا ببخش مرا از شایستگان‌///«پروردگارم! برایم (فرزندی) از شایستگان ببخش.» quran_en_fa So We gave him the good news of a boy ready to suffer and forbear. پس ما او را به پسری بردبار مژده دادیم.///پس ما او را به پسری بردبار مژده دادیم.///پس او را به پسرى بردبار مژده دادیم.///پس پسرى بردبار را به او مژده دادیم///پس او را به پسرى بردبار مژده دادیم.///پس ما او را به نوجوانى بردبار مژده دادیم.///پس مژده پسر بردباری به او دادیم.///آنگاه او را به فرزندی بردبار مژده دادیم‌///ما او [= ابراهیم‌] را به نوجوانی بردبار و صبور بشارت دادیم!///پس نویدش دادیم به پسری خردمند///پس او را به پسری بردبار مژده دادیم. quran_en_fa Then, when (the son) reached (the age of) (serious) work with him, he said: "O my son! I see in vision that I offer thee in sacrifice: Now see what is thy view!" (The son) said: "O my father! Do as thou art commanded: thou will find me, if Allah so wills one practising Patience and Constancy!" هنگامی که با او به [مقام] سعی رسید، گفت: پسرکم! همانا من در خواب می‌بینم که تو را ذبح می‌کنم، پس با تأمل بنگر رأی تو چیست؟ گفت: پدرم آنچه به آن مأمور شده‌ای انجام ده اگر خدا بخواهد مرا از شکیبایان خواهی یافت.///هنگامی که با او به [مقام] سعی رسید، گفت: پسرکم! همانا من در خواب می‌بینم که تو را ذبح می‌کنم، پس با تأمل بنگر رأی تو چیست؟ گفت: پدرم آنچه به آن مأمور شده‌ای انجام ده اگر خدا بخواهد مرا از شکیبایان خواهی یافت.///چون با پدر به جایى رسید که باید به کار بپردازند، گفت: اى پسرکم، در خواب دیده‌ام که تو را ذبح مى‌کنم. بنگر که چه مى‌اندیشى. گفت: اى پدر، به هر چه مأمور شده‌اى عمل کن، که اگر خدا بخواهد مرا از صابران خواهى یافت.///و چون او همراه پدر به [سن‌] کار و کوشش رسید، گفت: اى پسرک من! من پیوسته در خواب مى‌بینم که تو را سر مى‌برم. بنگر که رأى تو چیست؟ گفت: اى پدر من! آنچه را دستور یافته‌اى انجام ده، اگر خدا بخواهد مرا از صابران خواهى یافت///و وقتى با او به جایگاه «سعى» رسید، گفت: «اى پسرک من! من در خواب [چنین‌] مى‌بینم که تو را سر مى‌برم، پس ببین چه به نظرت مى‌آید؟» گفت: «اى پدر من! آنچه را مأمورى بکن! ان شاء الله مرا از شکیبایان خواهى یافت.»///پس چون [اسماعیل به سنی رسید که] در کار و کوشش، پدرش را همراهى کرد، [ابراهیم] گفت: «پسر عزیزم! من [مرتب] در خواب مى‌بینم که تو را ذبح مى‌کنم. پس بگو نظرت چیست و آن را چگونه مى‌بینى؟» [اسماعیل] گفت: «اى پدر! آنچه را مأمور شده‌اى، انجام بده، که به زودى اگر خدا بخواهد، مرا از صبرکنندگان خواهى یافت.»///آن گاه که (آن پسر رشد یافت و) با او به سعی و عمل شتافت (یا در جهد و عبادت یا در سعی صفا و مروه با پدر همراه شد) ابراهیم گفت: ای فرزند عزیزم، من در عالم خواب چنین می‌بینم که تو را قربانی (راه خدا) می‌کنم، در این واقعه تو را چه نظری است؟ جواب داد: ای پدر، هر چه مأموری انجام ده که ان شاء الله مرا از بندگان با صبر و شکیبا خواهی یافت.///و چون در کار و کوشش به پای او رسید، [ابراهیم‌] گفت ای فرزندم من در خواب دیده‌ام که سر تو را می‌برم، بنگر [در این کار] چه می‌بینی؟ [اسماعیل‌] گفت پدر جان آنچه فرمانت داده‌اند، انجام بده، که به زودی مرا به خواست خداوند، از شکیبایان خواهی یافت‌///هنگامی که با او به مقام سعی و کوشش رسید، گفت: «پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح می‌کنم، نظر تو چیست؟» گفت «پدرم! هر چه دستور داری اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت!»///تا گاهی که رسید با وی کوشش (یا دویدن را) گفت ای پسرک من همانا دیدم در خواب که می‌کشمت پس بنگر تا چه می‌بینی گفت ای پدر بکن آنچه را فرمان می‌شوی زود است بیابیم اگر خدا خواهد از شکیبایان‌///پس هنگامی که با او به سعی (میان صفا و مروه) رسید، گفت: «فرزندم! من بی‌گمان در خواب (چنان) می‌بینم که تو را بی‌چون سر می‌برم. پس بنگر چه (در) نظر داری‌؟» گفت: «پدرم! آنچه را مأموری به انجام رسان! زودا اگر خدا بخواهد، مرا از شکیبایان خواهی یافت.» quran_en_fa So when they had both submitted their wills (to Allah), and he had laid him prostrate on his forehead (for sacrifice), پس هنگامی که آن دو تسلیم [خواسته خدا] شدند و ابراهیم، جبین او را به زمین نهاد [تا ذبحش کند]///پس هنگامی که آن دو تسلیم [خواسته خدا] شدند و ابراهیم، جبین او را به زمین نهاد [تا ذبحش کند]///چون هر دو تسلیم شدند و او را به پیشانى افکند،///پس وقتى هر دو [بر این کار] تسلیم شدند و پسر را به پیشانى بر خاک افکند///پس وقتى هر دو تن دردادند [و همدیگر را بدرود گفتند] و [پسر] را به پیشانى بر خاک افکند،///پس چون هر دو تسلیم [فرمان ما] شدند و ابراهیم، گونه‌ى فرزند را بر خاک نهاد [تا ذبحش کند]، او را ندا دادیم که: «اى ابراهیم!///پس چون هر دو تسلیم امر حق گشتند و او را (برای کشتن) به روی در افکند.///آنگاه چون هر دو [بر این کار] گردن نهادند و او را بر گونه‌اش به خاک افکند///هنگامی که هر دو تسلیم شدند و ابراهیم جبین او را بر خاک نهاد …///تا گاهی که گردن نهادند هر دو///پس چون هر دو تن (در برابر امر خدا) سر تسلیم فرود آوردند و پسرک را به پیشانی (بر خاک) افکند، quran_en_fa We called out to him "O Abraham! و او را ندا دادیم که‌ای ابراهیم!///و او را ندا دادیم که‌ای ابراهیم!///ما ندایش دادیم: اى ابراهیم،///او را ندا دادیم که اى ابراهیم///او را ندا دادیم که اى ابراهیم!///حقا که رؤیایت را تحقق بخشیدى [و امر ما را اطاعت کردى].»///و ما در آن حال (که کارد به گلویش کشید) خطاب کردیم که‌ای ابراهیم،///ندایش دادیم که‌ای ابراهیم‌///او را ندا دادیم که: «ای ابراهیم!///و افکندش به پیشانی و خواندیمش ای ابراهیم‌///و او را ندا در دادیم: «ای ابراهیم!» quran_en_fa "Thou hast already fulfilled the vision!" - thus indeed do We reward those who do right. خوابت را تحقق دادی [و فرمان پروردگارت را اجرا کردی]، به راستی ما نیکوکاران را این گونه پاداش می‌دهیم [که نیت پاک و خالصشان را به جای عمل می‌پذیریم.]///خوابت را تحقق دادی [و فرمان پروردگارت را اجرا کردی]، به راستی ما نیکوکاران را این گونه پاداش می‌دهیم [که نیت پاک و خالصشان را به جای عمل می‌پذیریم.]///خوابت را به حقیقت پیوستى. و ما نیکوکاران را چنین پاداش مى‌دهیم.///حقا که خوابت را تحقق بخشیدى. ما نیکوکاران را چنین پاداش مى‌دهیم///رؤیا [ى خود] را حقیقت بخشیدى! ما نیکوکاران را چنین پاداش مى‌دهیم!///ما نیکوکاران را این گونه پاداش مى‌دهیم [و نیت خیر آنان را به جاى عمل مى‌پذیریم].///تو مأموریت عالم رؤیا را انجام دادی (کارد را از گلویش بردار). ما نیکو کاران را چنین نیکو پاداش می‌دهیم.///رؤیایت را به حقیقت باورداشتی، ما بدین‌سان نیکوکاران را جزا می‌دهیم‌///آن رؤیا را تحقق بخشیدی (و به مأموریت خود عمل کردی)!» ما این گونه، نیکوکاران را جزا می‌دهیم!///همانا راست آوردی خواب را ما بدینسان پاداش دهیم نیکوکاران‌///«رؤیا (ی خود) را به‌راستی راست آوردی! ما بی‌گمان نیکوکاران را چنان پاداش می‌دهیم!» quran_en_fa For this was obviously a trial- به یقین این همان آزمایش روشن بود.///به یقین این همان آزمایش روشن بود.///این آزمایشى آشکارا بود.///به راستى که این همان آزمایش آشکار بود///راستى که این همان آزمایش آشکار بود!///همانا این همان آزمایش آشکار بود.///این ابتلا همان امتحانی است که (حقیقت حال اهل ایمان را) روشن می‌کند (که در راه خدا از هر چیز می‌گذرند).///بی‌گمان این آزمونی آشکار است‌///این مسلما همان امتحان آشکار است!///این است هر آینه آن آزمایش آشکار///به‌درستی این همانا آزمایش روشنگر است! quran_en_fa And We ransomed him with a momentous sacrifice: و ما اسماعیل را در برابر قربانی بزرگی [از ذبح شدن] رهانیدیم،///و ما اسماعیل را در برابر قربانی بزرگی [از ذبح شدن] رهانیدیم،///و او را به ذبحى بزرگ بازخریدیم.///و او را در ازاى قربانى بزرگ بازخریدیم///و او را در ازاى قربانى بزرگى باز رهانیدیم.///و ما او را در برابر قربانى بزرگى [از ذبح شدن‌] رهانیدیم.///و بر او (گوسفندی فرستاده و) ذبح بزرگی فدا ساختیم.///و به جای او قربانی بزرگی را فدیه پذیرفتیم‌///ما ذبح عظیمی را فدای او کردیم،///و فدیه دادیمش به کشتنیی بزرگ‌///و او را در ازای کشتن [: قربانی] بزرگی رهانیدیم. quran_en_fa And We left (this blessing) for him among generations (to come) in later times: و در میان آیندگان برای او [نام نیک] به جا گذاشتیم.///و در میان آیندگان برای او [نام نیک] به جا گذاشتیم.///و نام نیک او را در نسلهاى بعد باقى گذاشتیم.///و در [میان‌] آیندگان براى او [آوازه‌ى نیک‌] بر جاى نهادیم///و در [میان‌] آیندگان براى او [آوازه نیک‌] به جاى گذاشتیم.///در میان آیندگان براى او [نام نیک] به جا گذاشتیم.///و ثنای او را در میان آیندگان وا گذاردیم.///و برای او در میان واپسینان نام نیک نهادیم‌///و نام نیک او را در امتهای بعد باقی نهادیم!///و بازگذاردیم بر او در آیندگان‌///و در (میان) آیندگان بر او (آوازه‌ی نیک) بر جای گذاشتیم. quran_en_fa "Peace and salutation to Abraham!" سلام بر ابراهیم.///سلام بر ابراهیم.///سلام بر ابراهیم.///سلام بر ابراهیم///درود بر ابراهیم!///درود و سلام بر ابراهیم!///سلام و تحیت خدا بر ابراهیم باد.///سلام بر ابراهیم‌///سلام بر ابراهیم!///سلامی بر ابراهیم‌///سلامی (ربانی) بر ابراهیم! quran_en_fa Thus indeed do We reward those who do right. [ما] نیکوکاران را این گونه پاداش می‌دهیم.///[ما] نیکوکاران را این گونه پاداش می‌دهیم.///ما نیکوکاران را اینچنین پاداش مى‌دهیم.///این چنین نیکوکاران را پاداش مى‌دهیم///نیکوکاران را چنین پاداش مى‌دهیم.///ما این گونه نیکوکاران را پاداش مى‌دهیم.///ما نیکوان را این چنین پاداش نیکو می‌دهیم.///بدین‌سان نیکوکاران را جزا می‌دهیم‌///این گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم!///چنین پاداش دهیم نیکوکاران را///(ما) نیکوکاران را بدین‌سان پاداش می‌دهیم. quran_en_fa For he was one of our believing Servants. بی تردید او از بندگان مؤمن ما بود،///بی تردید او از بندگان مؤمن ما بود،///او از بندگان مؤمن ما بود.///در حقیقت، او از بندگان مؤمن ما بود///در حقیقت، او از بندگان با ایمان ما بود.///او از بندگان مؤمن ما بود.///زیرا او از بندگان با ایمان ما بود.///چرا که او از بندگان مؤمن ما بود///او از بندگان باایمان ما است!///همانا او است از بندگان ما مؤمنان‌///بی‌گمان، او از بندگان باایمان ماست. quran_en_fa And We gave him the good news of Isaac - a prophet,- one of the Righteous. و ما او را به اسحاق که پیامبری از شایستگان بود مژده دادیم،///و ما او را به اسحاق که پیامبری از شایستگان بود مژده دادیم،///او را به اسحاق، پیامبرى شایسته، مژده دادیم.///و او را به اسحاق، پیامبرى از صالحان بشارت دادیم///و او را به اسحاق که پیامبرى از [جمله‌] شایستگان است مژده دادیم.///و او را به اسحاق مژده دادیم که پیامبرى از شایستگان بود.///و باز مژده فرزندش اسحاق را که پیغمبری از شایستگان است به او دادیم.///و او را به اسحاق که پیامبری از شایستگان بود، بشارت دادیم‌///ما او را به اسحاق -پیامبری از شایستگان- بشارت دادیم!///و نوید دادیمش به اسحق پیمبری از شایستگان‌///و او را به (ولادت) اسحاق - حال آنکه پیامبری برجسته از (جمله‌ی) شایستگان است - مژده دادیم. quran_en_fa We blessed him and Isaac: but of their progeny are (some) that do right, and (some) that obviously do wrong, to their own souls. و بر او و بر اسحاق برکت دادیم، و از دودمان آن دو برخی نیکوکارند و برخی آشکارا ستمکار بر خویشند،///و بر او و بر اسحاق برکت دادیم، و از دودمان آن دو برخی نیکوکارند و برخی آشکارا ستمکار بر خویشند،///او و اسحاق را برکت دادیم. و از فرزندانشان بعضى نیکوکار هستند و بعضى به آشکارا بر خود ستمکار.///و بر او و بر اسحاق برکت دادیم، و از فرزندانشان برخى نیکوکارند و برخى آشکارا بر خود ستمکارند///و به او و به اسحاق برکت دادیم، و از نسل آن دو برخى نیکوکار و [برخى‌] آشکارا به خود ستمکار بودند.///و بر ابراهیم و اسحاق، برکت و خیر بسیار عطا کردیم. و از نسل آن دو [برخى] نیکوکارند و [برخى] آشکارا به خود ستم می‌کنند.///و بر ابراهیم و اسحاق برکت و خیر بسیار عطا کردیم، و از فرزندانشان برخی صالح و نیکوکار و برخی دانسته و آشکار به نفس خود ستمکار شدند.///و به او و به اسحاق برکت بخشیدیم، و از زاد و رود آنان، هم نیکوکار بود و هم آشکارا ستمگر در حق خویش‌///ما به او و اسحاق برکت دادیم؛ و از دودمان آن دو، افرادی بودند نیکوکار و افرادی آشکارا به خود ستم کردند!///و برکت نهادیم بر او و بر اسحق و از نژاد آنان است نکوکاری و ستمگری بر خویشتن آشکار///و بر (سر و سامان) او و اسحاق برکت فرو ریختیم. حال آنکه از نسل آن دو برخی نیکوکار و برخی به گونه‌ای آشکارگر، به خود ستمکار است. quran_en_fa Again (of old) We bestowed Our favour on Moses and Aaron, و به راستی ما به موسی و هارون نعمت دادیم،///و به راستی ما به موسی و هارون نعمت دادیم،///ما به موسى و هارون نعمت دادیم.///و به راستى به موسى و هارون موهبت دادیم///و در حقیقت، بر موسى و هارون منت نهادیم.///و به راستى ما بر موسى و هارون منت نهادیم.///و همانا ما بر موسی و هارون منت گذاردیم.///و به راستی بر موسی و هارون منت نهادیم [و نعمت دادیم‌]///ما به موسی و هارون نعمت بخشیدیم!///و همانا منت نهادیم بر موسی و هارون‌///و به‌راستی بر موسی و هارون بسی منت نهادیم. quran_en_fa And We delivered them and their people from (their) Great Calamity; و آن دو نفر و قومشان را از اندوه بزرگ نجات بخشیدیم،///و آن دو نفر و قومشان را از اندوه بزرگ نجات بخشیدیم،///آن دو و مردمشان را از رنجى بزرگ نجات بخشیدیم.///و آن دو و قومشان را از محنتى بزرگ نجات دادیم///و آن دو و قومشان را از اندوه بزرگ رهانیدیم.///و آن دو و قومشان را از اندوه بزرگ نجات دادیم.///و هر دو را با قومشان از بلای بزرگ (فرعونیان) نجات دادیم.///آن دو و قومشان را از گرفتاری بزرگ رهانیدیم‌///و آن دو و قومشان را از اندوه بزرگ نجات دادیم!///و رهاشان ساختیم و قومشان را از اندوه بزرگ‌///و آن دو و قومشان را از بلای بزرگ رهانیدیم. quran_en_fa And We helped them, so they overcame (their troubles); و آنان را یاری دادیم در نتیجه پیروز شدند،///و آنان را یاری دادیم در نتیجه پیروز شدند،///آنان را یارى دادیم تا پیروز شدند.///و آنان را یارى دادیم تا ایشان غالب آمدند///و آنان را یارى دادیم تا ایشان غالب آمدند.///و آنان را یارى کردیم، پس آنان بودند که پیروز شدند.///و آنها را یاری دادیم تا (بر فوعونیان) به حقیقت غالب شدند.///و آنان را یاری دادیم و آنان بودند که پیروز شدند///و آنها را یاری کردیم تا بر دشمنان خود پیروز شدند!///و یاریشان کردیم پس شدند چیرگان (پیروزمندان)///و آنان را یاری دادیم، پس (هم) آ‎نان چیرگان بودند. quran_en_fa And We gave them the Book which helps to make things clear; و هر دو را کتاب بسیار روشنگر عطا کردیم،///و هر دو را کتاب بسیار روشنگر عطا کردیم،///و کتابى روشنگرشان دادیم.///و آن دو را کتاب روشنگر دادیم///و آن دو را کتاب روشن دادیم.///و به آن دو، کتاب روشنگر دادیم.///و به آن دو (پیغمبر) کتاب (تورات) روشن بیان را عطا کردیم.///و به آن دو، کتاب روشنگر بخشیدیم‌///ما به آن دو، کتاب روشنگر دادیم،///و بدیشان دادیم نامه روشن‌///و آن دو را کتاب روشنی‌خواه دادیم. quran_en_fa And We guided them to the Straight Way. وبه راه راست هدایتشان نمودیم،///وبه راه راست هدایتشان نمودیم،///و به راه راست هدایتشان کردیم.///و هر دو را به راه راست هدایت کردیم///و هر دو را به راه راست هدایت کردیم.///و آن دو را به راه راست هدایت کردیم.///و هر دو را به راه راست (خداپرستی) هدایت کردیم.///و آن دو را به راه راست هدایت کردیم‌///و آن دو را به راه راست هدایت نمودیم!///و رهبریشان کردیم به راهی راست‌///و هر دو را به راه راست - به‌گونه‌ای مماس - رهبری کردیم. quran_en_fa And We left (this blessing) for them among generations (to come) in later times: و در میان آیندگان برای هر دو نفر نام نیک به جا گذاشتیم.///و در میان آیندگان برای هر دو نفر نام نیک به جا گذاشتیم.///و نام نیکشان را در نسلهاى بعد باقى گذاشتیم.///و براى آن دو در [میان‌] آیندگان [نام نیک‌] بر جاى نهادیم///و براى آن دو در [میان‌] آیندگان [نام نیک‌] به جاى گذاشتیم.///و براى آن دو در میان آیندگان [نام نیک] به جا گذاشتیم.///و برایشان نام نیک در میان آیندگان باقی گذاردیم.///و برای آنان در میان واپسینان نام نیک نهادیم‌///و نام نیکشان را در اقوام بعد باقی گذاردیم!///و بازگذاردیم بر ایشان در بازماندگان‌///و بر آن دو در (میان) آیندگان (نام نیک) واگذاشتیم. quran_en_fa "Peace and salutation to Moses and Aaron!" سلام بر موسی و هارون.///سلام بر موسی و هارون.///سلام بر موسى و هارون.///سلام بر موسى و هارون///درود بر موسى و هارون!///سلام بر موسى و هارون!///سلام و تحیت بر موسی و هارون باد.///سلام بر موسی و هارون‌///سلام بر موسی و هارون!///سلام بر موسی و هارون‌///سلامی (ربانی) بر موسی و هارون! quran_en_fa Thus indeed do We reward those who do right. ما نیکوکاران را این گونه پاداش می‌دهیم.///ما نیکوکاران را این گونه پاداش می‌دهیم.///ما نیکوکاران را اینچنین پاداش مى‌دهیم.///به راستى ما نیکوکاران را چنین پاداش مى‌دهیم///ما نیکوکاران را چنین پاداش مى‌دهیم،///ما این گونه نیکوکاران را پاداش مى‌دهیم.///ما چنین نیکوان را پاداش نیکو می‌دهیم.///ما بدین‌سان نیکوکاران را جزا می‌دهیم‌///ما این گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم!///بدینسان پاداش دهیم به نکوکاران‌///بی‌گمان ما نیکوکاران را چنان پاداش می‌دهیم. quran_en_fa For they were two of our believing Servants. بی تردید هر دو از بندگان مؤمن ما بودند،///بی تردید هر دو از بندگان مؤمن ما بودند،///آن دو از بندگان مؤمن ما بودند.///آن دو از بندگان مؤمن ما بودند///زیرا آن دو از بندگان با ایمان ما بودند.///آن دو از بندگان مؤمن ما بودند.///زیرا هر دو از بندگان خاص با ایمان ما بودند.///که آن دو از بندگان مؤمن ما بودند///آن دو از بندگان مؤمن ما بودند!///همانا بودند آنان از بندگان ما گروندگان‌///همانا آنان از بندگان باایمان مایند. quran_en_fa So also was Elias among those sent (by Us). و بی تردید الیاس از پیامبران بود.///و بی تردید الیاس از پیامبران بود.///و الیاس از پیامبران بود.///و به راستى الیاس از فرستادگان [ما] بود///و به راستى الیاس از فرستادگان [ما] بود.///و به راستى الیاس از فرستادگان [ما] بود.///و همانا الیاس یکی از رسولان بزرگ خدا بود.///و همانا الیاس از پیامبران بود///و الیاس از رسولان (ما) بود!///و همانا الیاس است از فرستادگان‌///و به‌راستی الیاس به‌درستی از فرستادگان ماست. quran_en_fa Behold, he said to his people, "Will ye not fear (Allah)? [یاد کن] هنگامی را که به قومش گفت: آیا [از شرک وطغیان] نمی‌پرهیزید؟///[یاد کن] هنگامی را که به قومش گفت: آیا [از شرک وطغیان] نمی‌پرهیزید؟///به مردم خود گفت: آیا پروا نمى‌کنید؟///هنگامى که به قوم خود گفت: آیا پروا نمى‌دارید///چون به قوم خود گفت: «آیا پروا نمى‌دارید؟///آن‌گاه که به قوم خود گفت: «آیا [از خدا] پروا نمى‌کنید؟///وقتی که قومش را گفت: آیا خداترس و پرهیزکار نمی‌شوید (که ترک بت و خود پرستی کنید).///چنین بود که به قومش گفت آیا پروا نمی‌کنید///به خاطر بیاور هنگامی را که به قومش گفت: «آیا تقوا پیشه نمی‌کنید؟!///گاهی که گفت به قوم خویش چرا پرهیزکاری نکنید///چون به قوم خود گفت: «آیا پروا نمی‌دارید؟» quran_en_fa "Will ye call upon Baal and forsake the Best of Creators,- آیا بت «بعل» را می‌پرستید و بهترین آفرینندگان را رها می‌کنید؟!///آیا بت «بعل» را می‌پرستید و بهترین آفرینندگان را رها می‌کنید؟!///آیا بعل را به خدایى مى‌خوانید، و آن بهترین آفرینندگان را وامى‌گذارید؟///آیا بت «بعل» را مى‌پرستید و بهترین آفرینندگان را وا مى‌گذارید///آیا «بعل» را مى‌پرستید و بهترین آفرینندگان را وامى‌گذارید؟!///آیا [بت] بعل را مى‌خوانید و بهترین آفریدگار را رها مى‌کنید؟///آیا بت بعل نام را (خدا) می‌خوانید و خدای بهترین آفریننده عالم را ترک می‌گویید؟///آیا بعل را می‌پرستید و بهترین آفریدگاران را رها می‌کنید؟///آیا بت «بعل» را می‌خوانید و بهترین آفریدگارها را رها می‌سازید؟!///آیا می‌خوانید بعل را و می‌گذارید (رها کنید) بهترین آفرینندگان‌///«آیا (بت) بعل را می‌خوانید (و می‌پرستید) و بهترین آفرینندگان را وامی‌گذارید؟!» quran_en_fa "Allah, your Lord and Cherisher and the Lord and Cherisher of your fathers of old?" خدا را که پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شماست.///خدا را که پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شماست.///پروردگار شما و پروردگار نیاکانتان، خداى یکتاست.///خدا را [ترک مى‌کنید] که پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شماست/// [یعنى:] خدا را که پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شماست؟!///الله را که پروردگار شما و پروردگار پدران نخستین شماست.»///همان خدایی که آفریننده شما و پدران گذشته شماست (نه بتان جماد).///خداوند را، که پروردگار شما و پروردگار پدران نخستین شماست؟///خدایی که پروردگار شما و پروردگار نیاکان شماست!»///خدا را پروردگار شما و پروردگار پدران شما پیشینیان‌///«خدا، پروردگارتان و پروردگار پدران نخستینتان را؟!» quran_en_fa But they rejected him, and they will certainly be called up (for punishment),- پس او را انکار کردند، یقینا آنان از احضار شدگان [در عذاب] خواهند بود،///پس او را انکار کردند، یقینا آنان از احضار شدگان [در عذاب] خواهند بود،///پس تکذیبش کردند و آنان از احضارشدگانند.///اما او را تکذیب کردند و قطعا آنها از احضار شدگانند///پس او را دروغگو شمردند، و قطعا آنها [در آتش‌] احضار خواهند شد-///پس او را تکذیب کردند. و بی‌شک آنان [برای کیفر] احضار خواهند شد.///قوم الیاس (رسالت) او را تکذیب کردند، بدین سبب (برای انتقام و عذاب به محشر) احضار می‌شوند.///پس او را دروغگو شمردند و ایشان [برای حساب و عذاب‌] حاضر شدگانند///اما آنها او را تکذیب کردند؛ ولی به یقین همگی (در دادگاه عدل الهی) احضار می‌شوند!///پس دروغش پنداشتند و همانا ایشانند فراخواندگان (احضارشدگان)///پس او را تکذیب کردند، پس (هم) ایشان همانا (برای حساب) احضار شدگانند. quran_en_fa Except the sincere and devoted Servants of Allah (among them). جز بندگان خالص شده خدا [که از هر کیفری در امانند،]///جز بندگان خالص شده خدا [که از هر کیفری در امانند،]///مگر بندگان مخلص خدا.///مگر بندگان خالص شده‌ى خدا///مگر بندگان پاکدین خدا.///به جز بندگان خالص شده‌ی خدا [که از هر کیفرى در امانند].///(و همه هلاک شوند) جز بندگان پاک و برگزیده خدا.///مگر آن بندگان خداوند که اخلاص یافته‌اند///مگر بندگان مخلص خدا!///مگر بندگان خدا ناآلودگان‌///مگر بندگان اخلاص‌یافته‌ی (از سوی) خدا (که بی‌حساب در رحمتند). quran_en_fa And We left (this blessing) for him among generations (to come) in later times: و در میان آیندگان برای او نام نیک به جا گذاشتیم.///و در میان آیندگان برای او نام نیک به جا گذاشتیم.///و نام نیک او را در نسلهاى بعد باقى گذاشتیم.///و براى او در [میان‌] آیندگان [آوازه‌ى نیک‌] بر جاى نهادیم///و براى او در [میان‌] آیندگان [آوازه نیک‌] به جاى گذاشتیم.///و براى الیاس در میان آیندگان [نام نیک] بر جاى گذاشتیم.///و از او در میان آیندگان نام نیکو باقی گذاردیم.///و برای او در میان واپسینان نام نیک نهادیم‌///ما نام نیک او را در میان امتهای بعد باقی گذاردیم!///و بازگذاردیم بر او در آیندگان‌///و بر (سر و سامان) ش در (میان) آیندگان (آوازه‌ی نیک) واگذاشتیم. quran_en_fa "Peace and salutation to such as Elias!" سلام بر آل یاسین.///سلام بر آل یاسین.///سلام بر خاندان الیاس.///سلام بر الیاس///درود بر پیروان الیاس!///سلام و درود بر الیاس.///سلام بر الیاس (و آل یاسین) باد.///و سلام بر آل یاسین‌///سلام بر الیاسین!///سلامی بر آل یاسین (یا خاندان الیاس)///درودی (ربانی) بر ال یاسین! quran_en_fa Thus indeed do We reward those who do right. ما نیکوکاران را این گونه پاداش می‌دهیم.///ما نیکوکاران را این گونه پاداش می‌دهیم.///ما نیکوکاران را اینچنین پاداش مى‌دهیم.///ما نیکوکاران را این گونه پاداش مى‌دهیم///ما نیکوکاران را این گونه پاداش مى‌دهیم،///ما این­گونه نیکوکاران را پاداش مى‌دهیم.///ما نیکوان را چنین پاداش نیکو می‌دهیم.///ما بدین‌سان نیکوکاران را جزا می‌دهیم‌///ما این گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم!///که ما بدینسان پاداش دهیم نیکوکاران‌///ما بی‌گمان نیکوکاران را اینگونه پاداش می‌دهیم. quran_en_fa For he was one of our believing Servants. بی تردید او از بندگان مؤمن ما بود.///بی تردید او از بندگان مؤمن ما بود.///او از بندگان مؤمن ما بود.///همانا او از بندگان مؤمن ما بود///زیرا او از بندگان با ایمان ما بود.///او از بندگان مؤمن ما بود.///زیرا او از بندگان خاص با ایمان ما بود.///او از بندگان مؤمن ما بود///او از بندگان مؤمن ما است!///همانا او است از بندگان ما گروندگان‌///به‌راستی او از بندگان باایمان ماست. quran_en_fa So also was Lut among those sent (by Us). و بی تردید لوط از پیامبران بود.///و بی تردید لوط از پیامبران بود.///و لوط از پیامبران بود.///و البته لوط [نیز] از پیامبران بود///و در حقیقت، لوط از زمره فرستادگان بود.///و همانا لوط یکى از فرستادگان [ما] بود.///و لوط هم یکی از رسولان خدا بود.///و همانا لوط از پیامبران بود///و لوط از رسولان (ما) است!///و هر آینه لوط است از فرستادگان‌///و به‌راستی، لوط همانا از زمره‌ی فرستادگان (ما) است. quran_en_fa Behold, We delivered him and his adherents, all [یاد کن] هنگامی را که او و همه اهلش را نجات دادیم،///[یاد کن] هنگامی را که او و همه اهلش را نجات دادیم،///او و همه کسانش را نجات دادیم.///آن‌گاه که او و همه کسانش را نجات دادیم///آنگاه که او و همه کسانش را رهانیدیم-///آن‌گاه که او و همه‌ى خانواده‌اش را نجات دادیم.///وقتی که ما (خواستیم قوم او را کیفر کنیم) او و اهل بیتش همه را نجات دادیم.///چنین بود که او و خانواده‌اش، همگی را، رهایی دادیم‌///و به خاطر بیاور زمانی را که او و خاندانش را همگی نجات دادیم،///هنگامی که رهانیدیم خود و خاندانش را همگان‌///چون او را و همه‌ی کسانش را رهانیدیم. quran_en_fa Except an old woman who was among those who lagged behind: مگر پیرزنی را که در میان باقی ماندگان [در شهر] بود.///مگر پیرزنی را که در میان باقی ماندگان [در شهر] بود.///مگر پیرزنى که با مردم شهر بماند.///جز پیرزنى را که در میان باقى ماندگان [در عذاب‌] بود///جز پیرزنى که در میان باقى‌ماندگان [و خاکسترشدگان‌] بود-///جز پیرزنى که در میان بازماندگان [و هلاک­شدگان] بود.///به جز پیر زالی (همسر او) که در میان قومی که هلاک شدند باقی ماند.///مگر پیرزنی که جزو واپس‌ماندگان [در عذاب‌] بود///مگر پیرزنی که از بازماندگان بود (و به سرنوشت آنان گرفتار شد)!///مگر پیرزنی در بازماندگان‌///جز زنی سالخورده (و) ناتوان که در میان باقی‌ماندگان (از گمراهان) بود. quran_en_fa Then We destroyed the rest. سپس دیگران را هلاک کردیم،///سپس دیگران را هلاک کردیم،///سپس دیگران را هلاک کردیم.///سپس دیگران را هلاک نمودیم///سپس دیگران را هلاک کردیم.///سپس دیگران را نابود کردیم.///پس (از نجات لوط و اهلش) دیگران که بدکار بودند همه را هلاک ساختیم.///سپس دیگران را نابود کردیم‌///سپس بقیه را نابود کردیم!///سپس سرنگون ساختیم دگران را///سپس دیگران را نابود کردیم. quran_en_fa Verily, ye pass by their (sites), by day- و شما همواره صبحگاهان [در مسیر سفرهایتان از کنار ویرانه‌های شهر] آنان گذر می‌کنید،///و شما همواره صبحگاهان [در مسیر سفرهایتان از کنار ویرانه‌های شهر] آنان گذر می‌کنید،///شما بر آنها مى‌گذرید، بامدادان،///و در حقیقت شما بر [آثار] آنان صبحگاهان مى‌گذرید///و در حقیقت، شما بر آنان صبحگاهان///و شما [اهل مکه در مسیر سفرهایتان به شام] از کنار [ویرانه‌هاى شهر] آنان مى‌گذرید، صبحگاه،///و شما مردم اینک بر دیار ویران قوم لوط می‌گذرید (و خرابه‌های آن را به چشم می‌نگرید) در صبح،///و خود شما بر [آثار] آنان بامدادان می‌گذرید///و شما پیوسته صبحگاهان از کنار (ویرانه‌های شهرهای) آنها می‌گذرید …///و هر آینه شما می‌گذرید بر ایشان بامداد///و بی‌گمان، شما همواره بر آنان صبحگاهان quran_en_fa And by night: will ye not understand? و نیز شبانگاهان، آیا تعقل نمی‌کنید؟///و نیز شبانگاهان، آیا تعقل نمی‌کنید؟///و شامگاهان. آیا تعقل نمى‌کنید؟///و نیز شامگاهان. آیا تعقل نمى‌کنید///و شامگاهان مى‌گذرید! آیا به فکر فرو نمى‌روید؟!///[و نیز] شبانگاه؛ پس آیا نمى‌اندیشید؟///و شام، آیا (چشم عبرت نمی‌گشایید و) عقل را کار نمی‌بندید؟///و نیز شامگاهان، پس آیا تعقل نمی‌کنید؟///و (همچنین) شبانگاه؛ آیا نمی‌اندیشید؟!///و به شب پس آیا بخرد نمی‌یابید///و شامگاهان می‌گذرید! آیا پس خردورزی نمی‌کنید؟! quran_en_fa So also was Jonah among those sent (by Us). و یونس از پیامبران بود.///و یونس از پیامبران بود.///و یونس از پیامبران بود.///و همانا یونس از زمره‌ى فرستادگان بود///و در حقیقت، یونس از زمره فرستادگان بود.///و همانا یونس از فرستادگان [ما] بود.///و یونس نیز یکی از رسولان بزرگ خدا بود.///و بی‌گمان یونس از پیامبران بود///و یونس از رسولان (ما) است!///و همانا یونس است از فرستادگان‌///و به‌راستی، یونس همانا از زمره‌ی فرستادگان (ما) است. quran_en_fa When he ran away (like a slave from captivity) to the ship (fully) laden, [یاد کن] هنگامی را که به سوی آن کشتی پر [از جمعیت و بار] گریخت،///[یاد کن] هنگامی را که به سوی آن کشتی پر [از جمعیت و بار] گریخت،///چون به آن کشتى پر از مردم گریخت،///آن‌گاه که به سوى کشتى پر [از جمعیت‌] بگریخت///آنگاه که به سوى کشتى پر، بگریخت!///آن‌گاه که [از قوم خود] به سوى کشتى پر [از بار و مسافر] گریخت.///آن گاه که به کشتی پر جمعیتی گریخت (زیرا به قومش وعده عذاب داد و آنها از دل توبه و انابه کردند و خدا رفع عذاب کرد. او به دریای روم گریخت تا نزد قوم خجل و شرمنده نرود).///آنگاه که به سوی کشتی گرانبار گریخت‌///به خاطر بیاور زمانی را که به سوی کشتی پر (از جمعیت و بار) فرار کرد.///گاهی که گریخت بسوی کشتی آکنده‌///چون سوی آن کشتی پر (از سرنشینان) بگریخت! quran_en_fa He (agreed to) cast lots, and he was condemned: و با سرنشینان کشتی قرعه انداخت [و قرعه به نامش افتاد] و از مغلوب شدگان شد [و او را به دریا انداختند.]///و با سرنشینان کشتی قرعه انداخت [و قرعه به نامش افتاد] و از مغلوب شدگان شد [و او را به دریا انداختند.]///قرعه زدند و او در قرعه مغلوب شد.///پس [یونس با سرنشینان کشتى‌] قرعه انداخت و خود از باختگان شد///پس [سرنشینان‌] با هم قرعه انداختند و [یونس‌] از باختگان شد.///[کشتى به خطر افتاد، و قرار شد بر اساس قرعه، افرادى به دریا افکنده شوند،] پس یونس با سرنشینان کشتى قرعه انداخت. و از بازندگان شد.///(کشتی به خطر افتاد و اهل کشتی معتقد شدند که خطا کاری در میان آنهاست، خواستند قرعه زنند تا خطا کار را به قرعه تعیین کرده و غرق کنند) یونس قرعه زد و به نام خودش افتاد و از مغلوب شدگان (و غرق شوندگان) گردید.///پس با آنان قرعه انداخت و او بیرون انداختنی شد///و با آنها قرعه افکند، (و قرعه به نام او افتاد و) مغلوب شد!///پس تیر گرفت پس شد از فروافتادگان (انداختگان)///پس با آنان قرعه انداخت (و) در نتیجه از رانده‌شدگان (از آن) بود. quran_en_fa Then the big Fish did swallow him, and he had done acts worthy of blame. پس آن ماهی بزرگ او را بلعید، در حالی که سزاوار سرزنش بود.///پس آن ماهی بزرگ او را بلعید، در حالی که سزاوار سرزنش بود.///ماهى ببلعیدش و او در خور سرزنش بود.///[او را به دریا افکندند] و ماهى او را لقمه کرد، در حالى که او ملامتگر [خویش‌] بود/// [او را به دریا افکندند] و عنبرماهى او را بلعید در حالى که او نکوهشگر خویش بود!///پس [او را به دریا افکندند.] ماهى بزرگى او را بلعید و او خود را سرزنش مى‌کرد.///و ماهی دریا او را به کام فرو برد و او در خور ملامت بود.///و ماهی [بزرگ /نهنگ‌] او را فرو بلعید و او در خور ملامت بود///(او را به دریا افکندند) و ماهی عظیمی او را بلعید، در حالی که مستحق سرزنش بود!///پس فرو بردش ماهی و او بود نکوهیده‌///(او را به دریا افکندند.) پس (آن) ماهی بزرگ او را بلعید، در حالی که او نکوهش کننده‌ی (خود) بود! quran_en_fa Had it not been that he (repented and) glorified Allah, [و در شکم ماهی به تسبیح خدا مشغول شد که] اگر او از تسبیح کنندگان نبود،///[و در شکم ماهی به تسبیح خدا مشغول شد که] اگر او از تسبیح کنندگان نبود،///پس اگر نه از تسبیح‌گویان مى‌بود،///پس اگر او از تسبیح گویان نبود///و اگر او از زمره تسبیح‌کنندگان نبود،///[در شکم ماهى به تسبیح خداوند پرداخت]. پس اگر از تسبیح‌گویان نبود،///و اگر او به ستایش و تسبیح خدا نپرداختی،///و اگر از تسبیح‌گویان نبود///و اگر او از تسبیح‌کنندگان نبود …///پس اگر نبود از تسبیح‌گویان‌///پس اگر او از زمره‌ی تسبیح‌کنندگان نبود. quran_en_fa He would certainly have remained inside the Fish till the Day of Resurrection. بی تردید تا روزی که مردم برانگیخته می‌شوند در شکم ماهی می‌ماند.///بی تردید تا روزی که مردم برانگیخته می‌شوند در شکم ماهی می‌ماند.///تا روز قیامت در شکم ماهى مى‌ماند.///قطعا تا روزى که برانگیخته مى‌شوند، در شکم آن [ماهى‌] مى‌ماند///قطعا تا روزى که برانگیخته مى‌شوند، در شکم آن [ماهى‌] مى‌ماند!///بى‌تردید تا روز قیامت در شکم ماهى مى‌ماند.///تا قیامت در شکم ماهی زیست کردی.///در شکم آن تا روزی که مردمان برانگیخته شوند به سر می‌برد///تا روز قیامت در شکم ماهی می‌ماند!///هر آینه می‌ماند در شکمش تا روزی که برانگیخته شوند///بی‌گمان تا روزی که برانگیخته می‌شوند، در شکم آن ماهی (همچنان) می‌ماند! quran_en_fa But We cast him forth on the naked shore in a state of sickness, پس او را در حالی که بیمار بود به زمینی خشک و بی گیاه افکندیم.///پس او را در حالی که بیمار بود به زمینی خشک و بی گیاه افکندیم.///پس او را که بیمار بود به خشکى افکندیم،///پس او را در حالى که ناخوش بود به خشکى انداختیم///پس او را در حالى که ناخوش بود به زمین خشکى افکندیم!///پس او را در حالى که بیمار بود، به زمین خشکى افکندیم.///باز او را (پس از چندین روز) از بطن ماهی به صحرای خشکی افکندیم در حالی که بیمار و ناتوان بود.///آنگاه او را به کرانه بایر افکندیم و او بیمار بود///(به هر حال ما او را رهایی بخشیدیم و) او را در یک سرزمین خشک خالی از گیاه افکندیم در حالی که بیمار بود!///پس افکندیمش به دشت و او بود بیمار///پس او را در حالی که ناخوش بود، به ساحل (عریان و بی‌سامان) افکندیم! quran_en_fa And We caused to grow, over him, a spreading plant of the gourd kind. و بر او گیاهی از نوعی کدو رویاندیم،///و بر او گیاهی از نوعی کدو رویاندیم،///و بر فراز سرش بوته کدویى رویانیدیم.///و بر بالاى [سر] او بوته کدویى رویاندیم///و بر بالاى [سر] او درختى از [نوع‌] کدوبن رویانیدیم.///و بر او بوته‌اى از کدو رویاندیم.///و (در آن صحرا) بر او درختی از کدو رویانیدیم (تا به برگش سایه‌بان و پوشش کند).///و بر سر او [برای سایه افکنی‌] گیاهی از قسم کدو رویاندیم‌///و بوته کدوئی بر او رویاندیم (تا در سایه برگهای پهن و مرطوبش آرامش یابد)!///و رویانیدیم بر او درختی را از کدو///و بر (سر و سامان) ش درختی از کدو بن رویاندیم. quran_en_fa And We sent him (on a mission) to a hundred thousand (men) or more. و او را به سوی [قومی] یکصد هزار نفر [ی] یا بیشتر فرستادیم.///و او را به سوی [قومی] یکصد هزار نفر [ی] یا بیشتر فرستادیم.///و او را به رسالت بر صد هزار کس و بیشتر فرستادیم.///و او را به سوى صد هزار نفر یا بیشتر [به پیامبرى‌] فرستادیم///و او را به سوى یکصدهزار [نفر از ساکنان نینوا] یا بیشتر روانه کردیم.///و او را [پس از بهبودى،] به سوى یکصد هزار نفر یا بیش‌تر فرستادیم.///و او را بر قومی بالغ بر صد هزار یا افزون (به رسالت) فرستادیم.///و [سرانجام‌] او را به سوی صدهزار نفر یا بیشتر [به رسالت‌] فرستادیم‌///و او را به سوی جمعیت یکصد هزار نفری -یا بیشتر- فرستادیم!///و فرستادیمش بسوی صد هزار تن بلکه می‌افزودند///و او را سوی یکصدهزار (نفر) یا بیشتر (به رسالت) فرستادیم. quran_en_fa And they believed; so We permitted them to enjoy (their life) for a while. پس ایمان آوردند در نتیجه آنان را تا پایان عمرشان [از نعمت‌ها و مواهب خود] بهره مند کردیم.///پس ایمان آوردند در نتیجه آنان را تا پایان عمرشان [از نعمت‌ها و مواهب خود] بهره مند کردیم.///آنها ایمان آوردند و تا زنده بودند، برخورداریشان دادیم.///پس ایمان آوردند و تا مدت زمانى برخوردارشان کردیم///پس ایمان آوردند و تا چندى برخوردارشان کردیم.///پس ایمان آوردند. و تا مدتى آنان را کامیاب و بهره‌مند کردیم.///و آن قوم چون ایمان آوردند ما هم تا هنگامی معین (مدت عمر آن قوم، از نعمت خود) بهره‌مندشان گردانیدیم.///آنگاه ایمان آوردند و ما نیز آنان را تا مدتی بهره‌مند ساختیم‌///آنها ایمان آوردند، از این رو تا مدت معلومی آنان را از مواهب زندگی بهره‌مند ساختیم!///پس ایمان آوردند پس بهره‌مندشان ساختیم تا زمانی‌///پس ایمان آوردند. در نتیجه تا چندی برخوردارشان کردیم. quran_en_fa Now ask them their opinion: Is it that thy Lord has (only) daughters, and they have sons?- [مشرکان سبک مغز می‌گویند: فرشتگان، دختران خدایند] پس از آنان بپرس که آیا دختران برای پروردگار تو هستند و پسران برای ایشان؟!///[مشرکان سبک مغز می‌گویند: فرشتگان، دختران خدایند] پس از آنان بپرس که آیا دختران برای پروردگار تو هستند و پسران برای ایشان؟!///از ایشان بپرس: آیا دختران از آن پروردگار تو باشند و پسران از آن ایشان؟///پس، از ایشان بپرس، آیا دختران براى پروردگار تو و پسران براى آنهاست///پس، از مشرکان جویا شو: آیا پروردگارت را دختران و آنان را پسران است؟!///[مشرکان] فرشتگان را دختران خدا می‌شمرند! پس از آنان بپرس: آیا دختران براى پروردگارت، و پسران براى آنان است؟!///پس تو از این مشرکان (که فرشتگان را دختران خدا می‌خوانند) بپرس که آیا خدا را فرزندان دختر است و آنان را پسر؟///از آنان بپرس که آیا پروردگار تو را دختران است و خود ایشان را پسران؟///از آنان بپرس: آیا پروردگارت دخترانی دارد و پسران از آن آنهاست؟!///پس بپرسشان آیا پروردگار تو را است دختران و ایشان را است پسران‌///پس، از مشرکان جویای رأیی نوین شو. آیا پروردگارت را دختران و آنان را پسران است‌؟! quran_en_fa Or that We created the angels female, and they are witnesses (thereto)? یا اینکه ما فرشتگان را دختر آفریدیم و آنان شاهد بودند؟!///یا اینکه ما فرشتگان را دختر آفریدیم و آنان شاهد بودند؟!///آیا وقتى که ما ملائکه را زن مى‌آفریدیم آنها مى‌دیدند؟///آیا فرشتگان را مؤنث آفریدیم و آنها ناظر بودند///یا فرشتگان را مادینه آفریدیم و آنان شاهد بودند؟///یا ما فرشتگان را زن آفریدیم و آنان ناظر بودند؟!///یا آنکه چون ما فرشتگان را خلق می‌کردیم آنجا حاضر بودند و دیدند که آنها را زن آفریدیم؟///یا آنکه ما فرشتگان را مادینه آفریده‌ایم و ایشان شاهد بوده‌اند؟///آیا ما فرشتگان را مؤنث آفریدیم و آنها ناظر بودند؟!///یا آفریدیم فرشتگان را ماده‌گانی و ایشانند گواهان‌///یا فرشتگان را مادینه آفریدیم، حال آنکه آنان شاهد بودند؟ quran_en_fa Is it not that they say, from their own invention, آگاه باش! که آنان از بافته‌های دروغ خود می‌گویند///آگاه باش! که آنان از بافته‌های دروغ خود می‌گویند///آگاه باش که از دروغگوییشان است که مى‌گویند:///آگاه باش که اینان از دروغ پردازیشان مى‌گویند///هش‌دار که اینان از دروغ پردازى خود قطعا خواهند گفت:///آگاه باشید که آنان از سر تهمت مى‌گویند:///بدان که اینان (از جهل خود) بر خدا دروغی بسته و می‌گویند.///هان ایشان از سر تهمتشان می‌گویند///بدانید آنها با این تهمت بزرگشان می‌گویند:///همانا ایشان از دروغ پردازیشان گویند///هان! (که) آنان از (گزاف و) انحرافشان بی‌گمان گویند: quran_en_fa "Allah has begotten children"? but they are liars! که خدا فرزند آورده! و بی تردید آنان دروغگویند.///که خدا فرزند آورده! و بی تردید آنان دروغگویند.///خدا صاحب فرزند است. دروغ مى‌گویند.///خدا فرزند آورده است. در حالى که آنها قطعا دروغگویند/// «خدا فرزند آورده!» در حالى که آنها قطعا دروغگویانند!///«خدا فرزند آورده است!» و البته آنان دروغگویند.///خدا را فرزند می‌باشد. البته دروغ می‌گویند.///خداوند فرزندی پدید آورده است، و ایشان دروغگو هستند///«خداوند فرزند آورده!» ولی آنها به یقین دروغ می‌گویند!///خدا را است فرزندی و همانا ایشانند دروغگویان‌///«خدا (فرزند) بزاد!» در حالی که آنان بی‌گمان دروغگویانند! quran_en_fa Did He (then) choose daughters rather than sons? آیا دختران را بر پسران ترجیح داده است؟///آیا دختران را بر پسران ترجیح داده است؟///آیا خدا دختران را بر پسران برترى داد؟///آیا [خدا] دختران را بر پسران ترجیح داده است///آیا [خدا] دختران را بر پسران برگزیده است؟///آیا [گمان می‌کنید] خداوند دختران را بر پسران برگزیده است؟///آیا خدا دختران را بر پسران برگزید؟///آیا [خداوند] دختران را بر پسران ترجیح داده است؟///آیا دختران را بر پسران ترجیح داده است؟!///آیا برگزیده است دختران را بر پسران‌///آیا (خدا) دختران را بر پسران برگزیده است‌؟ quran_en_fa What is the matter with you? How judge ye? شما را چه شده، چگونه حکم می‌کنید؟///شما را چه شده، چگونه حکم می‌کنید؟///شما را چه مى‌شود؟ چگونه قضاوت مى‌کنید؟///شما را چه شده؟ چگونه داورى مى‌کنید///شما را چه شده؟ چگونه داورى مى‌کنید؟///شما را چه شده است؟ چگونه داورى مى‌کنید؟///چرا چنین جاهلانه حکم می‌کنید؟///شما را چه می‌شود، چگونه داوری می‌کنید؟///شما را چه شده است؟! چگونه حکم می‌کنید؟! (هیچ می‌فهمید چه می‌گویید؟!)///چه شود شما را چگونه حکم کنید///پس شما را چه شده‌؟ چگونه داوری می‌کنید؟ quran_en_fa Will ye not then receive admonition? پس آیا متذکر [حقایق] نمی‌شوید؟///پس آیا متذکر [حقایق] نمی‌شوید؟///آیا نمى‌اندیشید؟///چرا متذکر نمى‌شوید///آیا سر پند گرفتن ندارید؟!///پس آیا پند نمى‌گیرید؟///آیا (با این ادله روشن) باز متذکر نمی‌شوید؟///آیا اندیشه نمی‌کنید؟///آیا متذکر نمی‌شوید؟!///آیا یادآوری نمی‌شوید///آیا پس (از این هم) متذکر نمی‌شوید؟! quran_en_fa Or have ye an authority manifest? یا شما [بر این ادعای خود] دلیل روشنی دارید؟///یا شما [بر این ادعای خود] دلیل روشنی دارید؟///یا بر ادعاى خود دلیل روشنى دارید؟///یا دلیل روشنى [در اختیار] دارید///یا دلیلى آشکار [در دست‌] دارید؟///آیا براى شما دلیل روشنى است؟///آیا (برای عقیده باطل خود) دلیل روشنی دارید؟///یا حجتی آشکار در دست دارید؟///یا شما دلیل روشنی در این باره دارید؟///آیا شما را است فرمانروائی آشکار///یا برایتان (در دعوایتان) سلطه‌ای آشکارگر است‌؟ quran_en_fa Then bring ye your Book (of authority) if ye be truthful! پس اگر راستگویید، کتابتان را [که این سخنان را با تکیه بر آن می‌گویید، به میان] آورید.///پس اگر راستگویید، کتابتان را [که این سخنان را با تکیه بر آن می‌گویید، به میان] آورید.///اگر راست مى‌گویید کتابتان را بیاورید.///پس کتابتان را بیاورید اگر راست مى‌گویید///پس اگر راست مى‌گویید کتابتان را بیاورید.///پس اگر راست مى‌گویید، کتاب خود را بیاورید.///کتاب و برهان‌تان را بیاورید اگر راست می‌گویید.///پس اگر راست می‌گویید سندتان را بیاورید///کتابتان را بیاورید اگر راست می‌گویید!///پس بیارید کتاب خویش را اگر هستید راستگویان‌///پس اگر (از) راستان بوده‌اید، کتاب (وحیانی) تان را بیاورید. quran_en_fa And they have invented a blood-relationship between Him and the Jinns: but the Jinns know (quite well) that they have indeed to appear (before his Judgment-Seat)! میان خدا و جن، نسب و خویشی قرار دادند، در صورتی که جنیان به خوبی می‌دانند که [روز قیامت برای حساب و پاداش] احضار خواهند شد.///میان خدا و جن، نسب و خویشی قرار دادند، در صورتی که جنیان به خوبی می‌دانند که [روز قیامت برای حساب و پاداش] احضار خواهند شد.///و میان خدا و جنیان خویشاوندى قائل شدند و جنیان مى‌دانند که احضارشدگانند///و میان خدا و جن‌ها خویشاوندى انگاشتند و حال آن که جنیان نیک دانسته‌اند که خود احضار شونده‌اند///و میان خدا و جن‌ها پیوندى انگاشتند و حال آنکه جنیان نیک دانسته‌اند که [براى حساب پس‌دادن،] خودشان احضار خواهند شد.///و [گروه دیگری از مشرکان] میان خدا و جن نسبتى قائل شدند، در حالى که جنیان به خوبى مى‌دانند که آنها [در روز قیامت] احضار خواهند شد.///و (فاسدتر از این عقیده آنکه) بین خدا و جن نسبت و خویشی برقرار کردند در صورتی که جنیان می‌دانند که (این عقاید وهم و خرافات است و به محشر برای کیفر) احضار خواهند شد.///و بین او و جن پیوندی قائل شدند، و جنیان خود به خوبی می‌دانند که ایشان [برای حساب‌] حاضر شدگانند///آنها [= مشرکان‌] میان او [= خداوند] و جن، (خویشاوندی و) نسبتی قائل شدند؛ در حالی که جنیان بخوبی می‌دانند که این بت‌پرستان در دادگاه الهی احضار می‌شوند!///و بنهادند میان او و میان پریان پیوندی و هر آینه دانند پریان که ایشانند احضارشدگان‌///و بین خدا و جنیان نسبی قرار دادند، حال آنکه به‌راستی جنیان نیک دانسته‌اند (که برای حساب پس‌دادن) همواره خودشان بی‌چون احضارشد‌گانند. quran_en_fa Glory to Allah! (He is free) from the things they ascribe (to Him)! خدا از آنچه او را به آن توصیف می‌کنند، منزه است.///خدا از آنچه او را به آن توصیف می‌کنند، منزه است.///از آن وصف که مى‌آورند خدا منزه است.///خدا منزه است از آنچه توصیف مى‌کنند///خدا منزه است از آنچه در وصف مى‌آورند.///خداوند از آنچه آنان مى‌گویند، منزه است.///خدا ذات پاکش از این اوصاف که (از جهل) به او نسبت می‌دهند منزه است (و همه شما مسئولید).///پاک و منزه است خداوند از آنچه می‌گویند///منزه است خداوند از آنچه توصیف می‌کنند،///پس منزه است خدا از آنچه می‌ستایند///خدا منزه است از آنچه (به غلط و نارسایی) توصیف می‌کنند. quran_en_fa Not (so do) the Servants of Allah, sincere and devoted. مگر بندگان خالص شده خدا [که او را به آنچه توصیف می‌کنند شایسته مقام قدس اوست.]///مگر بندگان خالص شده خدا [که او را به آنچه توصیف می‌کنند شایسته مقام قدس اوست.]///مگر بندگان مخلص خدا.///مگر بندگان خالص شده‌ى خدا///به استثناى بندگان پاکدل خدا.///جز بندگان خالص شده‌ی خدا [که او را به شایستگى وصف مى‌کنند].///جز بندگان پاک برگزیده خدا.///مگر بندگان خداوند که اخلاص یافتگانند///مگر بندگان مخلص خدا!///مگر بندگان خدا ناآلودگان‌///بجز بندگان اخلاص‌شده (از سوی) خدا (که او را به حقیقیت توصیف می‌کند). quran_en_fa For, verily, neither ye nor those ye worship- و بی تردید شما و آنچه را می‌پرستید،///و بی تردید شما و آنچه را می‌پرستید،///شما و بتانى که مى‌پرستید،///در واقع شما [مشرکان‌] و آنچه مى‌پرستید///در حقیقت، شما و آنچه [که شما آن را] مى‌پرستید،///پس شما و آنچه مى‌پرستید،///که شما و معبودانتان،///بدانید که شما و آنچه می‌پرستید///شما و آنچه را پرستش می‌کنید،///همانا شما و آنچه می‌پرستید///پس همانا، شما و آنچه (که شما آن را) می‌پرستید، quran_en_fa Can lead (any) into temptation concerning Allah, نمی‌توانید [مردم را] بر ضد خدا گمراه کنید.///نمی‌توانید [مردم را] بر ضد خدا گمراه کنید.///نتوانستید مفتون بتان کنید،///نمى‌توانید بر ضد آن [هدف الهى‌] فتنه‌انگیز باشید///بر ضد او گمراه‌گر نیستید،///نمى‌توانید [مردم را] بر ضد خدا گمراه کنید،///نتوانستید آنها را مفتون و گمراه کنید.///شما کسی را به گمراهی نمی‌کشید///هرگز نمی‌توانید کسی را (با آن) فریب دهید،///نیستید بر آن فریب‌دهندگان‌///بر ضد او [: خدا] فتنه‌گر نتوانید بود. quran_en_fa Except such as are (themselves) going to the blazing Fire! مگر کسانی را که [به اختیار خود به خاطر پذیرفتن وسوسه و اغواگری شما] به دوزخ درآیند،///مگر کسانی را که [به اختیار خود به خاطر پذیرفتن وسوسه و اغواگری شما] به دوزخ درآیند،///مگر آن کس را که راهى جهنم باشد.///مگر کسى را که به آتش وارد شدنى است///مگر کسى را که به دوزخ رفتنى است!///مگر کسى را که خودش [با اراده و اختیار] به دنبال دوزخ باشد.///جز آن کس را که اهل دوزخ است.///مگر کسی را که درآینده به دوزخ است‌///مگر آنها که در آتش دوزخ وارد می‌شوند!///مگر آن را که او است چشنده دوزخ‌///مگر کسی که آتش‌افروز (دوزخ) پرسوز است! quran_en_fa (Those ranged in ranks say): "Not one of us but has a place appointed; و هیچ یک از ما فرشتگان نیست مگر اینکه برای او مقامی معین است.///و هیچ یک از ما فرشتگان نیست مگر اینکه برای او مقامی معین است.///و هیچ کس از ما نیست مگر آنکه جایى معین دارد.///و هیچ یک از ما [فرشتگان‌] نیست مگر این که براى او مقام [و موقعیتى‌] معین است///و هیچ یک از ما [فرشتگان‌] نیست مگر [اینکه‌] براى او [مقام و] مرتبه‌اى معین است.///و [فرشتگان می‌گویند:] «هیچ کس از ما نیست مگر آن که براى او جایگاهى معین است.///(ای رسول ما، مشرکان را بگو که فرشتگان می‌گویند) هیچ کس از ما فرشتگان نیست جز آنکه او را (در بندگی حق) مقامی معین است.///[و فرشتگان گویند] هیچ کس از ما نیست مگر آنکه پایگاهی معین دارد///و هیچ یک از ما نیست جز آنکه مقام معلومی دارد؛///و نیست از ما مگر او را است پایگاهی دانسته‌///و هیچ یک از ما (فرشتگان) نیست، مگر (اینکه) برای او مقام و مرتبه‌ای معلوم است. quran_en_fa "And we are verily ranged in ranks (for service); و همانا ما [برای اجرای فرمان خدا] صف بستگانیم.///و همانا ما [برای اجرای فرمان خدا] صف بستگانیم.///هر آینه ما صف زدگانیم.///و البته ما [براى اطاعت خدا] به صف ایستاده‌ایم///و در حقیقت، ماییم که [براى انجام فرمان خدا] صف بسته‌ایم.///و ماییم که [براى اطاعت فرمان خداوند] صف کشیده‌ایم.///و همه (به فرمان خدا) نیکو صف آراسته‌ایم.///و ماییم که صف در صفیم‌///و ما همگی (برای اطاعت فرمان خداوند) به صف ایستاده‌ایم؛///و هر آینه مائیم صف‌کشندگان‌///و به‌راستی، ماییم که (برای انجام فرمان خدا) به‌درستی صف اندر صفیم. quran_en_fa "And we are verily those who declare (Allah's) glory!" و ما خود تسبیح کنندگانیم.///و ما خود تسبیح کنندگانیم.///و هر آینه ما تسبیح‌گویندگانیم.///و بى‌تردید ما جملگى تسبیح گویان او هستیم///و ماییم که خود تسبیح‌گویانیم.///و ماییم که تسبیح‌گوى هستیم.»///و دایم به تسبیح و ستایش او مشغولیم.///و ماییم که تسبیح گویانیم‌///و ما همه تسبیح‌گوی او هستیم!///و همانا مائیم تسبیح‌کنندگان‌///و همانا ما، خودهامان همواره تسبیح‌گویانیم. quran_en_fa And there were those who said, و مشرکان [پیش از بعثت پیامبر] قاطعانه می‌گفتند:///و مشرکان [پیش از بعثت پیامبر] قاطعانه می‌گفتند:///اگر چه مى‌گفتند:///و [مشرکان‌] به تأکید مى‌گفتند///و [مشرکان‌] به تأکید مى‌گفتند:///[مشرکان پیش از بعثت پیامبر] پیوسته و با تأکید مى‌گفتند:///و همانا کافران می‌گفتند.///و آنان ادعا می‌کردند///آنها پیوسته می‌گفتند:///و هر چند (یا همانا) بودند می‌گفتند///و گرچه آنان بی‌‌امان می‌گفته‌اند: quran_en_fa "If only we had had before us a Message from those of old, اگر نزد ما کتابی چون کتاب‌های آسمانی پیامبران پیشین بود،///اگر نزد ما کتابی چون کتاب‌های آسمانی پیامبران پیشین بود،///اگر از پیشینیان نزد ما کتابى مانده بود،///اگر پندنامه‌اى از پیشینیان نزد ما بود/// «اگر پند [نامه‌ا] ى از پیشینیان نزد ما بود،///«اگر پندنامه‌اى از نوع [کتاب‌هاى] پیشینیان نزد ما بود،///که اگر نزد ما کتابی از رسولان پیشین بود.///که اگر در دست ما کتابی از [کتابهای آسمانی‌] پیشینیان بود///«اگر یکی از کتابهای پیشینیان نزد ما بود،///که اگر می‌بود نزد ما یادآوریی از پیشینیان‌///«اگر همواره یادواره‌ای از پیشینیان نزدمان بود،» quran_en_fa "We should certainly have been Servants of Allah, sincere (and devoted)!" بی تردید از بندگان خالص شده خدا می‌شدیم.///بی تردید از بندگان خالص شده خدا می‌شدیم.///ما از بندگان مخلص خدا مى‌بودیم.///قطعا بندگان خالص شده‌ى خدا مى‌شدیم///قطعا از بندگان خالص خدا مى‌شدیم!»///ما نیز حتما از بندگان برگزیده‌ى خدا بودیم.»///ما هم البته از بندگان برگزیده خدا می‌بودیم.///بی‌شک از بندگان اخلاص یافته خداوند می‌شدیم‌///به یقین، ما بندگان مخلص خدا بودیم!»///هر آینه می‌بودیم بندگان خدا ناآلودگان‌///«بی‌چون بندگان خالص‌شده‌ی خدا بوده‌ایم!» quran_en_fa But (now that the Qur'an has come), they reject it: But soon will they know! ولی [هنگامی که قرآن را برای هدایت آنان نازل کردیم] به آن کافر شدند و به زودی [و زر و وبال کفرشان را] خواهند دانست.///ولی [هنگامی که قرآن را برای هدایت آنان نازل کردیم] به آن کافر شدند و به زودی [و زر و وبال کفرشان را] خواهند دانست.///آنها به آن کتاب کافر شدند، و زودا که خواهند فهمید.///ولى [وقتى قرآن آمد] به آن کافر شدند پس به زودى خواهند دانست///ولى [وقتى قرآن آمد] به آن کافر شدند، و زودا که بدانند!///پس [همین که قرآن براى آنان آمد،] به آن کفر ورزیدند. و به زودى [نتیجه‌ى کفر خود را] خواهند دانست.///و (دروغ می‌گفتند، زیرا آن قرآن بزرگ خدا آمد و) به آن کافر شدند و به زودی (کیفر خود را) خواهند دانست.///ولی آن [کتاب آسمانی/ قرآن‌] را انکار کردند، زودا که بدانند///(اما هنگامی که این کتاب بزرگ آسمانی بر آنها نازل شد،) به آن کافر شدند؛ ولی بزودی (نتیجه کار خود را) خواهند دانست!///پس کفر ورزیدند بدان پس زود است بدانند///در نتیجه به آن کافر شدند، پس در آینده‌ای دور خواهند دانست! quran_en_fa Already has Our Word been passed before (this) to our Servants sent (by Us), و وعده قطعی ما درباره بندگان به رسالت فرستاده شده، از پیش محقق و ثابت گشته است،///و وعده قطعی ما درباره بندگان به رسالت فرستاده شده، از پیش محقق و ثابت گشته است،///ما در باره بندگانمان که به رسالت مى‌فرستیم از پیش تصمیم گرفته‌ایم،///و قطعا وعده‌ى [نصرت‌] ما براى بندگان فرستاده شده‌ى ما از پیش مسلم شده است///و قطعا فرمان ما در باره بندگان فرستاده ما از پیش [چنین‌] رفته است:///و بى‌شک فرمان ما براى بندگانى که به پیامبری فرستاده شده‌اند، از پیش معین شده است.///و همانا عهد ما در باره بندگانی که به رسالت فرستادیم (چنین در علم ازلی) سبقت گرفته است.///و حکم ما در حق بندگان به رسالت فرستاده‌مان از پیش معین شده است‌///وعده قطعی ما برای بندگان فرستاده ما از پیش مسلم شده …///و هر آینه سبقت گرفت سخن ما به بندگان ما فرستادگان‌///و به‌راستی و درستی کلمه‌ی ما برای بندگان فرستاده‌شده‌ی ما از پیش (چنان) رفته است. quran_en_fa That they would certainly be assisted, که بی تردید آنان [در همه زمینه‌ها] یاری شدگانند،///که بی تردید آنان [در همه زمینه‌ها] یاری شدگانند،///که هر آینه آنان یارى مى‌شوند.///که آنان حتما [از طرف ما] یارى شدگانند///که آنان [بر دشمنان خودشان‌] حتما پیروز خواهند شد.///همانا ایشانند که پیروزند.///که البته آنها (بر کافران) فتح و فیروزی یابند.///ایشانند که نصرت یافتگانند///که آنان یاری شدگانند،///که ایشانند همانا یاری‌شدگان‌///آنان به‌راستی (بر دشمنانشان) بی‌گمان یاری‌شدگاند. quran_en_fa And that Our forces,- they surely must conquer. و مسلما سپاه ما پیروزند.///و مسلما سپاه ما پیروزند.///و لشکر ما خود غالبند.///و سپاه ما بى‌تردید همانها پیروزند///و سپاه ما هرآینه غالب‌آیندگانند.///و سپاه ماست که پیروز است.///و همیشه سپاه ما (بر دشمن) غالبند.///و سپاه ماست که ایشان پیروزند///و لشکر ما پیروزند!///و همانا سپاه ما آنانند پیروزمندان‌///و بی‌گمان سپاهمان همان پیروزمندانند. quran_en_fa So turn thou away from them for a little while, پس تا مدتی از آنان روی بگردان.///پس تا مدتی از آنان روی بگردان.///پس تا مدتى از آنها روى بگردان.///پس [اى محمد!] تا مدتى از آنان [کافران‌] روى بگردان [تا فرمان جهاد آید]///پس تا مدتى [معین‌] از آنان روى برتاب.///پس تا مدتى [معین از کافران] روى بگردان.///پس اینک روی از آنها بگردان تا به وقتی معین.///پس تا مدتی از آنان روی بگردان‌///از آنها [= کافران‌] روی بگردان تا زمان معینی (که فرمان جهاد فرارسد)!///پس روی برتاب از ایشان تا هنگامی‌///پس تا مدتی (معین) از آنان روی برتاب. quran_en_fa And watch them (how they fare), and they soon shall see (how thou farest)! و آنان را بنگر که به زودی [و زر و وبال گناهانشان را] خواهند دید.///و آنان را بنگر که به زودی [و زر و وبال گناهانشان را] خواهند دید.///عاقبتشان را ببین، آنها نیز خواهند دید.///[عاقبت‌] آنها را بنگر که به زودى [آنها نیز] خواهند دید///و آنان را بنگر که خواهند دید.///و بنگر که به زودى [کیفر عنادشان را] خواهند دید.///و (عذاب دنیا و آخرت) آنها را به چشم ببین که آنها هم به زودی (فتح و فیروزی تو را) خواهند دید.///و بنگر ایشان را، که زودا به دیده بصیرت بنگرند///و وضع آنها را بنگر (چه بی‌محتواست) اما بزودی (نتیجه اعمال خود را) می‌بینند!///و بنگرشان که زود است می‌نگرند///و آنان را بنگر. پس (همانان) در دور زمان خواهند نگریست. quran_en_fa Do they wish (indeed) to hurry on our Punishment? آیا شتاب در آمدن عذاب ما را می‌خواهند؟!///آیا شتاب در آمدن عذاب ما را می‌خواهند؟!///آیا عذاب ما را به شتاب مى‌طلبند؟///آیا به عذاب ما عجله مى‌کنند///آیا عذاب ما را شتابزده خواستارند؟///پس آیا براى عذاب ما شتاب مى‌کنند؟!///آیا کافران (به تمسخر، از تو) عذاب ما را با تعجیل می‌طلبند؟///آیا عذاب ما را به شتاب می‌خواهند///آیا آنها برای عذاب ما شتاب می‌کنند؟!///آیا به عذاب ما شتاب خواهند///پس آیا عذاب ما را شتابزده خواستارند؟ quran_en_fa But when it descends into the open space before them, evil will be the morning for those who were warned (and heeded not)! پس هنگامی که [عذاب ما] به آستانه خانه هایشان نازل شود، بیم شدگان روزگار بدی خواهند داشت،///پس هنگامی که [عذاب ما] به آستانه خانه هایشان نازل شود، بیم شدگان روزگار بدی خواهند داشت،///چون عذاب به ساحتشان فراز آید، این بیم‌داده‌شدگان چه بامداد بدى خواهند داشت.///پس وقتى [عذاب ما] به آستانه آنها فرود آید، صبحگاه بیم داده شدگان بد خواهد بود/// [پس هشدارداده‌شدگان را] آنگاه که عذاب به خانه آنان فرود آید چه بد صبحگاهى است!///پس هرگاه [عذاب ما] به آستانه‌ی آنان فرود آید، آنان که هشدار داده شدند، چه بد صبحگاهى خواهند داشت.///(بدانند که) چون عذاب قهر الهی پیرامون دیارشان فرود آید (بر آن کافران شبی بگذرد که) صبح بسیار بدی خواهند داشت.///آنگاه که به سرای ایشان فرود آید، چه بد است بامداد [عذاب‌] هشدار یافتگان‌///اما هنگامی که عذاب ما در آستانه خانه‌هایشان فرود آید، انذارشدگان صبحگاه بدی خواهند داشت!///تا گاهی که فرود آید به ساحت ایشان پس چه زشت است بامداد بیم‌دادگان‌///پس، آن‌گاه که (عذابمان) به جایگاه و پایگاه وسیعشان فرود آید، چه بد صبحگاهی برای هشدارشدگان است! quran_en_fa So turn thou away from them for a little while, و تا مدتی از آنان روی بگردان،///و تا مدتی از آنان روی بگردان،///از آنها تا چندى روى بگردان.///و از ایشان تا مدتى روى بگردان///و از ایشان تا مدتى [معین‌] روى برتاب.///و تا مدتى [معین] از آنان روى بگردان.///اینک روی از آنها بگردان تا به وقتی معین.///و تا مدتی از آنان روی بگردان‌///از آنان روی بگردان تا زمان معینی!///و پشت کن بر ایشان تا زمانی‌///و از ایشان تا مدتی روی برتاب. quran_en_fa And watch (how they fare) and they soon shall see (how thou farest)! و [آنان را] بنگر که به زودی [و زر و وبال گناهانشان را] خواهند دید.///و [آنان را] بنگر که به زودی [و زر و وبال گناهانشان را] خواهند دید.///پس عاقبتشان را ببین، آنها نیز خواهند دید.///و [عاقبتشان را] بنگر که به زودى [آنها نیز] خواهند دید///و بنگر که خواهند دید!///و بنگر، که به زودى خواهند دید [عاقبتشان چه مى‌شود].///و (عذاب و ذلت آنها را) به چشم ببین که آنها هم به زودی (فتح و فیروزی تو را) خواهند دید.///و بنگر زودا که به دیده بصیرت بنگرند///و وضع کارشان را ببین؛ آنها نیز به زودی (نتیجه اعمال خود را) می‌بینند!///و بنگر که زود است می‌نگرند///و بنگر. پس در دور زمان خواهند نگریست! quran_en_fa Glory to thy Lord, the Lord of Honour and Power! (He is free) from what they ascribe (to Him)! پروردگارت که دارای عزت است از آنچه او را به آن توصیف می‌کنند، منزه است.///پروردگارت که دارای عزت است از آنچه او را به آن توصیف می‌کنند، منزه است.///منزه است پروردگار تو -آن پروردگار پیروزمند- از هر چه به وصف او مى‌گویند.///منزه است پروردگار تو، صاحب عزت و بزرگى، از آنچه وصف مى‌کنند///منزه است پروردگار تو، پروردگار شکوهمند، از آنچه وصف مى‌کنند.///پاک و منزه است پروردگارت، پروردگار عزیز، از آنچه درباره‌ى او وصف مى‌کنند.///پاک و منزه است پروردگار تو که خدایی مقتدر و بی‌همتاست و از توصیف (جاهلانه) خلق مبراست.///پاک و منزه است پروردگارت، که پروردگار پیروزمند است، از آنچه می‌گویند///منزه است پروردگار تو، پروردگار عزت (و قدرت) از آنچه آنان توصیف می‌کنند.///منزه است پروردگار تو پروردگار عزت از آنچه می‌ستایند///منزه است پروردگار تو، پروردگار با عزت، از آنچه وصف می‌کنند. quran_en_fa And Peace on the messengers! و سلام بر پیامبران///و سلام بر پیامبران///سلام بر پیامبران،///و سلام بر فرستادگان///و درود بر فرستادگان!///و سلام بر همه‌ى فرستادگان.///و سلام و تحیت الهی بر رسولان گرامی او باد.///و درود بر پیامبران باد///و سلام بر رسولان!///و سلامی بر فرستادگان‌///و سلامی بر تمامی فرستادگان‌ (مان)! quran_en_fa And Praise to Allah, the Lord and Cherisher of the Worlds. و همه ستایش‌ها ویژه خداست که پروردگار جهانیان است.///و همه ستایش‌ها ویژه خداست که پروردگار جهانیان است.///و حمد از آن پروردگار جهانیان است.///و ستایش، ویژه‌ى خداوند، پروردگار جهانیان است///و ستایش، ویژه خدا، پروردگار جهانهاست.///و سپاس و ستایش مخصوص خداوندى است که پروردگار جهانیان است.///و ستایش مخصوص خداست که آفریننده جهان‌ها و جهانیان است.///و سپاس خداوند را که پروردگار جهانیان است‌///حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است!///و سپاس خدای را بر پروردگار جهانیان‌///و تمامی ستایش ویژه‌ی خدای جهانیان است. quran_en_fa Sad: By the Qur'an, Full of Admonition: (This is the Truth). ص، سوگند به قرآن که مشتمل بر ذکر [حقایق، معارف، مطالب اخلاقی و اجتماعی و احکام حلال و حرام] است.///ص، سوگند به قرآن که مشتمل بر ذکر [حقایق، معارف، مطالب اخلاقی و اجتماعی و احکام حلال و حرام] است.///صاد. سوگند به قرآن شریف صاحب اندرز.///صاد، سوگند به قرآن حاوى یاد [خدا و اندرز]///صاد. سوگند به قرآن پراندرز!///صاد. سوگند به قرآن پندآموز [که تو از پیامبرانى]!///ص (رمز خدا و رسول است یا اشاره است به صمد و صانع و صادق از اسماء الهی یا به صفی و مصطفی که القاب پیغمبر است) قسم به قرآن صاحب مقام ذکر (و عزت و شرافت و پند آموز عالمیان).///ص [صاد] سوگند به قرآن پندآموز///ص، سوگند به قرآنی که دارای ذکر است (که این کتاب، معجزه الهی است).///سوگند به قرآن دارنده ذکر///ص. سوگند به قرآن دارای یادواره. quran_en_fa But the Unbelievers (are steeped) in self-glory and Separatism. [اینکه قرآن را نمی‌پذیرند، برای این نیست که زمینه‌ای برای پذیرش آن وجود ندارد] بلکه کافران [غرق] در تکبر [و سرکشی و عداوت] و دشمنی اند.///[اینکه قرآن را نمی‌پذیرند، برای این نیست که زمینه‌ای برای پذیرش آن وجود ندارد] بلکه کافران [غرق] در تکبر [و سرکشی و عداوت] و دشمنی اند.///که کافران همچنان در سرکشى و خلافند.///ولى آنان که کافر شدند در نخوت و مخالفت [با قرآن‌] اند///آرى، آنان که کفر ورزیدند در سرکشى و ستیزه‌اند.///آرى! کسانى که کفر ورزیدند، سخت در سرکشى و ستیزند.///(که محمد صلی الله علیه و آله و سلم رسول حق و قرآن بزرگ معجز اوست) بلکه کافران (که منکر اویند) در مقام غرور و سرکشی و عداوت حق هستند.///آری کافران گرفتار حمیت [جاهلیت‌] و ستیزه‌جویی‌اند///ولی کافران گرفتار غرور اختلافند!///بلکه آنان که کفر ورزیدند در سرکشی و ستیزند///بلکه آنان که کفر ورزیدند در (ژرفای) بزرگ‌منشی، (مخالفت) و جداسازی (از حق) ‌اند. quran_en_fa How many generations before them did We destroy? In the end they cried (for mercy)- when there was no longer time for being saved! چه بسیار اقوامی که پیش از آنان هلاک کردیم که [وقت نزول عذاب] فریاد کمک خواهی سر دادند، در حالی که وقت گریز و یافتن پناه گاه نبود؛///چه بسیار اقوامی که پیش از آنان هلاک کردیم که [وقت نزول عذاب] فریاد کمک خواهی سر دادند، در حالی که وقت گریز و یافتن پناه گاه نبود؛///چه بسا مردمى را که پیش از آنها به هلاکت رسانیدیم. آنان فریاد برمى‌آوردند ولى گریزگاهى نبود.///چه بسیار نسل‌هایى را پیش از آنها به هلاکت رساندیم که فریاد بر مى‌آوردند، ولى وقت گریز گذشته بود///چه بسیار نسلها که پیش از ایشان هلاک کردیم که [ما را] به فریاد خواندند، و [لى‌] دیگر مجال گریز نبود.///چه بسیار اقوام پیش از اینان که [به خاطر کفر و نفاق] نابودشان کردیم، پس فریاد کمک‌خواهى سردادند، اما دیگر زمان فرار نبود.///ما پیش از اینها طوایف بسیاری را به هلاکت رسانیدیم و آن هنگام فریادها کردند و هیچ راه نجاتی بر آنها نبود.///چه بسیار نسلها که پیش از ایشان نابودشان کردیم و فریاد خواستند اما زمان، زمان گریز [و رهایی‌] نبود///چه بسیار اقوامی را که پیش از آنها هلاک کردیم؛ و به هنگام نزول عذاب فریاد می‌زدند (و کمک می‌خواستند) ولی وقت نجات گذشته بود!///چه بسا نابود کردیم پیش از ایشان از قرنی که بانگ زدند و نیست گاه رهائی‌///چه بسیار از نسل‌ها (که) پیش از ایشان هلاک (شان) کردیم. پس (ما را) به فریاد خواندند، حال آنکه دیگر مجال گریزی نبود. quran_en_fa So they wonder that a Warner has come to them from among themselves! and the Unbelievers say, "This is a sorcerer telling lies! و از اینکه بیم دهنده‌ای از جنس خودشان به سوی آنان آمده است تعجب کردند، و کافران گفتند: این جادوگری بسیار دروغگوست.///و از اینکه بیم دهنده‌ای از جنس خودشان به سوی آنان آمده است تعجب کردند، و کافران گفتند: این جادوگری بسیار دروغگوست.///در شگفت شدند از اینکه بیم‌دهنده‌اى از میان خودشان برخاست. و کافران گفتند: این جادوگرى دروغگوست.///و تعجب کردند از این که بیم دهنده‌اى از خودشان به سراغ آنها آمده است، و کافران گفتند: این ساحرى بس دروغ‌پرداز است///و از اینکه هشداردهنده‌اى از خودشان برایشان آمده درشگفتند، و کافران مى گویند: «این، ساحرى شیاد است.///و کافران تعجب کردند که هشداردهنده‌اى از خودشان به سراغشان آمده و گفتند: «این، جادوگرى دروغگوست.///و (مشرکان مکه) تعجب کردند که رسولی از همان نژاد عرب برای تذکر و پند آنان آمد، و آن کافران گفتند: او ساحری دروغگوست.///و شگفتی می‌کردند که [پیامبر] هشداردهنده‌ای از خودشان به سراغ آنان آمده است، و کافران گفتند این جادوگر دروغ‌زن است‌///آنها تعجب کردند که پیامبر بیم‌دهنده‌ای از میان آنان به سویشان آمده؛ و کافران گفتند: این ساحر بسیار دروغگویی است!///و شگفت ماندند که بیامدشان ترساننده‌ای از ایشان و گفتند کافران این است جادوگری دروغگوی‌///و از اینکه هشداردهنده‌ای از خودشان برایشان آمد در شگفت شدند، و کافران گفتند: «این ساحری بس دروغ‌پرداز است.» quran_en_fa "Has he made the gods (all) into one Allah? Truly this is a wonderful thing!" آیا [محمد] معبودان [گوناگون] را معبودی یگانه قرار داده است؟ به راستی [که منحصر کردن معبودان در یک معبود] چیزی بسیار شگفت است.///آیا [محمد] معبودان [گوناگون] را معبودی یگانه قرار داده است؟ به راستی [که منحصر کردن معبودان در یک معبود] چیزی بسیار شگفت است.///آیا همه خدایان را یک خدا گردانیده است؟ و این چیزى شگفت است.///آیا او همه خدایان را یک خدا قرار داده است؟ این واقعا چیز عجیبى است///آیا خدایان [متعدد] را خداى واحدى قرار داده؟ این واقعا چیز عجیبى است.»///آیا او به جاى معبودهاى گوناگون، یک معبود قرار داده است؟ البته که این، چیزى بسیار عجیب است!»///آیا او چندین خدای ما را منحصر به یک خدا کرده (و به معبود یگانه دعوت می‌کند)؟ این بسیار تعجب آور و حیرت انگیز است.///آیا همه خدایان را خدای یگانه‌ای می‌سازد، این امر عجیبی است‌///آیا او بجای اینهمه خدایان، خدای واحدی قرار داده؟! این براستی چیز عجیبی است!»///آیا گردانیده است خدایان را یک خدا همانا این است چیزی شگفت‌///«آیا خدایان (متعدد) را خدایی یکتا قرار داده‌؟ این به‌راستی چیزی بس شگفت‌انگیز است.» quran_en_fa And the leader among them go away (impatiently), (saying), "Walk ye away, and remain constant to your gods! For this is truly a thing designed (against you)! سران و اشرافشان روان شدند [و فریاد برداشتند] که بروید و بر پرستش و نگهداری معبودانتان ایستادگی کنید زیرا از این دعوت [به سوی خدای یگانه] ریاست و آقایی بر اراده شده است.///سران و اشرافشان روان شدند [و فریاد برداشتند] که بروید و بر پرستش و نگهداری معبودانتان ایستادگی کنید زیرا از این دعوت [به سوی خدای یگانه] ریاست و آقایی بر اراده شده است.///مهترانشان به راه افتادند و گفتند: بروید و بر پرستش خدایان خویش پایدارى ورزید که این است چیزى که از شما خواسته شده.///و بزرگانشان به راه افتادند [و گفتند:] بروید و بر خدایان خود پایدارى کنید، این چیزى است که [از شما] خواسته مى‌شود///و بزرگانشان روان شدند [و گفتند:] «بروید و بر خدایان خود ایستادگى نمایید که این امر قطعا هدف [ما] ست.///سردمداران کفر، [از مجلس پیامبر] بیرون آمدند [و گفتند]: «بروید و بر پرستش خدایان خود پایدار بمانید، که این چیزى است که [از شما] خواسته شده است.///و گروهی از سران قوم به راه افتاده (و چنین رأی دادند) که باید طریقه خود را ادامه دهید و در پرستش خدایان خود ثابت قدم باشید، این کاری است که مراد همه است (یا این قیام پیغمبر بر محو و نابود ساختن بتان از پیشامدهای بد روزگار است که باید با آن مقاومت کنیم).///و بزرگان ایشان به راه خود رفتند و گفتند که بروید و بر [عبادت‌] خدایان خود شکیبایی پیشه کنید، که این امر مطلوب است‌///سرکردگان آنها بیرون آمدند و گفتند: «بروید و خدایانتان را محکم بچسبید، این چیزی است که خواسته‌اند (شما را گمراه کنند)!///و رفتند گروهی از ایشان (رأی دادن) که بروید و شکیبا شوید بر خدایان خویش همانا این است چیزی خواسته‌///و بزرگانشان (از این گیرودار خستند و) رستند (و گفتند:) «بروید و بر خدایان خود شکیبایی کنید. این (انحصارطلبی) همواره چیزی است (که بر ضد ما) اراده می‌شود.» quran_en_fa "We never heard (the like) of this among the people of these latter days: this is nothing but a made-up tale!" ما این [پرستش معبود یگانه] را در آخرین آیین [که پدرانمان بر آن بودند] نشنیده‌ایم؛ این جز دروغی ساخته شده نیست.///ما این [پرستش معبود یگانه] را در آخرین آیین [که پدرانمان بر آن بودند] نشنیده‌ایم؛ این جز دروغی ساخته شده نیست.///ما در این آخرین آیین، چنین سخنى نشنیده‌ایم و این جز دروغ هیچ نیست.///ما در این آیین اخیر چنین سخنى نشنیده‌ایم و این جز دروغبافى نیست/// [از طرفى‌] این [مطلب‌] را در آیین اخیر [عیسوى هم‌] نشنیده‌ایم، این [ادعا] جز دروغ‌بافى نیست.///ما این چیزها را [که محمد می‌گوید،] در آخرین آیین نشنیده‌ایم. این آیین، آیینى ساختگى است.///این را (که دعوی محمد است در توحید و یگانگی خدا) در آخرین ملت (هم که ملت و آیین مسیح است) نشنیده‌ایم (زیرا ملت عیسی نیز به سه خدا و اقانیم سه گانه معتقد است)، این جز بافندگی و دروغ چیز دیگری نیست.///ما چنین چیزی در آیین اخیر نشنیده‌ایم این جز از خود بر ساختن نیست‌///ما هرگز چنین چیزی در آیین دیگری نشنیده‌ایم؛ این تنها یک آئین ساختگی است!///نشنیدیم بدین در ملت بازپسین نیست این جز تازه درآورده نوین‌///«ما این را در گروه دیگر نشنیدیم. این بجز (بافته‌ای) جعلی نیست.» quran_en_fa "What! has the Message been sent to him - (Of all persons) among us?"... but they are in doubt concerning My (Own) Message! Nay, they have not yet tasted My Punishment! آیا از میان ما [که دارای ثروت فراوان و مقام و قدرتیم] قرآن، فقط بر او [که فقیری یتیم بیش نیست] نازل شده است؟! [نه، قرآن دروغی ساخته شده نیست] بلکه اینان درباره قرآن من در شک هستند، بلکه هنوز عذاب را نچشیده‌اند [تا از بیماری شک درآیند و به حقانیت آن اقرار کنند و زبان از گستاخی و جسارت ببندند.]///آیا از میان ما [که دارای ثروت فراوان و مقام و قدرتیم] قرآن، فقط بر او [که فقیری یتیم بیش نیست] نازل شده است؟! [نه، قرآن دروغی ساخته شده نیست] بلکه اینان درباره قرآن من در شک هستند، بلکه هنوز عذاب را نچشیده‌اند [تا از بیماری شک درآیند و به حقانیت آن اقرار کنند و زبان از گستاخی و جسارت ببندند.]///آیا از میان همه ما وحى بر او نازل شده است؟ بلکه آنها از وحى من در تردیدند، و هنوز عذاب مرا نچشیده‌اند.///آیا از میان همه ما قرآن بر او نازل شده است؟ بلکه آنان در باره‌ى پندنامه من در تردیدند، بلکه هنوز عذاب مرا نچشیده‌اند [که چنین گستاخى مى‌کنند]///آیا از میان ما قرآن بر او نازل شده است؟» [نه!] بلکه آنان در باره قرآن من دودلند. [نه،] بلکه هنوز عذاب [مرا] نچشیده‌اند.///آیا از میان همه ما، قرآن بر او نازل شده است؟» [این حرف‌ها بهانه‌اى بیش نیست؛] بلکه آنان نسبت به قرآن، در شک هستند. آرى، آنان هنوز عذاب مرا نچشیده‌اند.///آیا میان همه ما (بزرگان عرب) قرآن (مخصوصا) بر او فرود آمد؟ (در صورتی که او هیچ امتیازی بر ما نداشت!) بلکه این کافران از (وحی) قرآن من در شک و ریبند، بلکه هنوز عذاب (قهر) مرا نچشیده‌اند (که دست از کفر بر نمی‌دارند).///آیا از میان همه ما قرآن بر او نازل شده است؟ بلکه ایشان از یاد من در شک و شبهه‌اند، یا هنوز عذاب مرا نچشیده‌اند///آیا از میان همه ما، قرآن تنها بر او [= محمد] نازل شده؟!» آنها در حقیقت در اصل وحی من تردید دارند، بلکه آنان هنوز عذاب الهی را نچشیده‌اند (که این چنین گستاخانه سخن می‌گویند)!///آیا فرستاده شده است بر او ذکر از میان ما بلکه ایشانند در شکی از ذکرم بلکه هنوز نچشیده‌اند عذاب مرا///«آیا از میان ما یادواره [: قرآن] تنها بر او نازل شده‌؟» بلکه آنان درباره‌ی یادواره‌ی من دودل‌اند. بلکه هنوز عذاب مرا نچشیده‌اند. quran_en_fa Or have they the treasures of the mercy of thy Lord,- the Exalted in Power, the Grantor of Bounties without measure? مگر خزانه‌های رحمت پروردگار توانای شکست ناپذیر و بخشنده‌ات نزد آنان است [که منصب نبوت را به هر کس که دلشان خواست ببخشند؟]///مگر خزانه‌های رحمت پروردگار توانای شکست ناپذیر و بخشنده‌ات نزد آنان است [که منصب نبوت را به هر کس که دلشان خواست ببخشند؟]///یا آنکه خزاین رحمت پروردگار پیروزمند بخشنده‌ات در نزد آنهاست؟///آیا گنجینه‌هاى رحمت پروردگار مقتدر بخشنده‌ات نزد ایشان است///آیا گنجینه‌هاى رحمت پروردگار ارجمند بسیار بخشنده تو نزد ایشان است؟///مگر گنجینه‌هاى رحمت پروردگار عزیز و بخشنده‌ات در اختیار آنهاست؟ [تا وحى بر کسانی که آنان مى‌خواهند، نازل شود.]///آیا گنجهای رحمت خدای تو که در کمال اقتدار و بخشندگی است نزد این مردم است (تا مقام رسالت را به هر که خداهند بخشند).///یا گنجینه‌های رحمت پروردگار پیروزمند بخشنده‌ات در اختیار آنان است؟///مگر خزاین رحمت پروردگار توانا و بخشنده‌ات نزد آنهاست (تا به هر کس میل دارند بدهند)؟!///یا نزد ایشان است گنجهای رحمت پروردگارت آن عزتمند بخشاینده‌///(آیا اینان خود خدایانند؟) یا گنجینه‌های رحمت پروردگار باعزت و عظمت بخشایشگرت نزد ایشان است‌؟ quran_en_fa Or have they the dominion of the heavens and the earth and all between? If so, let them mount up with the ropes and means (to reach that end)! یا مگر مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست، در اختیار آنان است؟ [اگر چنین است] پس [بیایند] از نردبان‌ها [ی رساننده به این مالکیت و فرمانروایی] بالا روند [و امور را به دست گیرند و مانع نزول وحی بر محمد شوند و خود به هر کس که بخواهند وحی کنند.]///یا مگر مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست، در اختیار آنان است؟ [اگر چنین است] پس [بیایند] از نردبان‌ها [ی رساننده به این مالکیت و فرمانروایی] بالا روند [و امور را به دست گیرند و مانع نزول وحی بر محمد شوند و خود به هر کس که بخواهند وحی کنند.]///یا فرمانروایى آسمانها و زمین و هر چه میان آن دوست، از آن آنهاست؟ پس با نردبامهایى خود را به آسمان کشند.///یا فرمانروایى آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است از آن ایشان است؟ [اگر چنین است‌] پس باید با نردبان‌ها خود را بالا بکشند [و مانع وحى شوند]///آیا فرمانروایى آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است از آن ایشان است؟ [اگر چنین است‌] پس [با چنگ زدن‌] در آن اسباب به بالا روند.///یا فرمانروایی آسمان‌ها و زمین، و آنچه میان آنهاست، از آن ایشان است؟ [اگر چنین است‌] پس با امکاناتى که دارند، بالا بروند [و از نزول وحى بر کسى که ما مى‌خواهیم، جلوگیرى کنند!]///یا مگر سلطنت آسمانها و زمین و هر چه بین آنهاست با این کافران است؟ پس (اگر چنین است) به هر سبب (که می‌توانند بر آسمانها) بالا روند (تا وحی را بر هر که خواهند فرود آرند).///یا فرمانروایی آسمانها و زمین و مابین آنها از آن ایشان است، پس با نردبانها فراروند///یا اینکه مالکیت و حاکمیت آسمانها و زمین و آنچه میان این دو است از آن آنهاست؟! (اگر چنین است) با هر وسیله ممکن به آسمانها بروند (و جلو نزول وحی را بر قلب پاک محمد بگیرند)!///یا ایشان را است پادشاهی آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است پس بالا روند در درها (درهای آسمان)///یا فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است از آنان است‌؟ پس باید در اسباب (آسمانی و) بالا روند (تا هر چه خواهند دریابند)! quran_en_fa But there - will be put to flight even a host of confederates. اینان لشکری ناچیز و اندک [از احزاب کفر و شرک] اند که در آنجا [که میدان جنگ بدر است] شکست خوردنی هستند.///اینان لشکری ناچیز و اندک [از احزاب کفر و شرک] اند که در آنجا [که میدان جنگ بدر است] شکست خوردنی هستند.///آنجا لشکرى است ناچیز از چند گروه شکست‌خورده به هزیمت رفته.///[آرى اینها] در آن جا سپاه کوچک شکست خورده‌اى از همان گروه‌ها هستند [که با رسولان مقابله کردند]///این سپاهک دسته‌هاى دشمن در آنجا [=بدر] در هم شکستنى‌اند.///آنان لشکر کوچکى از احزاب شکست‌خورده‌اند.///این نالایق سپاه کفر (بدخواه اسلام) از احزاب مغلوب و نابود شدنی در آنجاست. [یعنی در بدر. و این از اخبار غیبی قرآن کریم است. (م).///در آنجا سپاهی است از همدستان که شکست خوردنی است‌///(آری) اینها لشکر کوچک شکست‌خورده‌ای از احزابند!///سپاهی اندک است آنجا شکست خورده از گروه‌ها///(این) سپاهکی از دسته‌های دشمن در آنجا (اسباب) در هم شکستنی‌اند. quran_en_fa Before them (were many who) rejected messengers,- the people of Noah, and 'Ad, and Pharaoh, the Lord of Stakes, پیش از اینان نیز قوم نوح و عاد و فرعون که از تمام ابزار حاکمیت برخوردار بودند [پیامبران را] انکار کردند؛///پیش از اینان نیز قوم نوح و عاد و فرعون که از تمام ابزار حاکمیت برخوردار بودند [پیامبران را] انکار کردند؛///پیش از آنها قوم نوح و عاد و فرعون، که مردم را به چهار میخ مى‌کشید، پیامبران را تکذیب مى‌کردند.///پیش از ایشان نیز قوم نوح و عاد و فرعون صاحب میخ‌ها [ى شکنجه، پیامبران را] تکذیب کردند///پیش از ایشان قوم نوح و عاد و فرعون صاحب [عمارت و] خرگاهها تکذیب کردند.///پیش از این کافران، قوم نوح، و عاد، و فرعون قدرتمند [نیز]، پیامبران را تکذیب کردند.///پیش از این مشرکان هم قوم نوح و طایفه عاد (قوم هود) و فرعون (و فرعونیان) صاحب قدرت نیز تکذیب (پیغمبران خدا) کردند.///پیش از آنان قوم نوح و عاد و فرعون صاحب سپاه، تکذیب [پیامبران را] پیشه کردند///پیش از آنان قوم نوح و عاد و فرعون صاحب قدرت (پیامبران ما را) تکذیب کردند!///تکذیب کردند پیش از ایشان قوم نوح و عاد و فرعون دارنده ستونها (یا میخها)///پیش از ایشان (هم) قوم نوح و عاد و فرعون صاحب بنیان‌ها و نیروها و میخ‌بن‌ها، (پیامبران را) تکذیب کردند. quran_en_fa And Thamud, and the people of Lut, and the Companions of the Wood; - such were the Confederates. و نیز قوم ثمود و قوم لوط و اصحاب ایکه همان احزاب کفر و شرک اند،///و نیز قوم ثمود و قوم لوط و اصحاب ایکه همان احزاب کفر و شرک اند،///و نیز قوم ثمود و قوم لوط و مردم ایکه از آن جماعتها بودند.///و ثمود و قوم لوط و اصحاب ایکه [نیز به تکذیب پرداختند]. آنها دسته‌ها [ى مخالف‌] بودند///و ثمود و قوم لوط و اصحاب ایکه [نیز به تکذیب پرداختند] آنها دسته‌هاى مخالف بودند.///قوم ثمود، و قوم لوط، و مردم ایکه [قوم شعیب،] آنان نیز گروه‌هایی بودند.///و طایفه ثمود (امت صالح) و قوم لوط و اصحاب ایکه (امت شعیب) این اقوام هم احزاب و لشکرهای بسیار (بر علیه انبیاء) بودند (و همه هلاک شدند).///و نیز ثمود و قوم لوط و اصحاب ایکه، این جماعتها///و (نیز) قوم ثمود و لوط و اصحاب الأیکه [= قوم شعیب‌]، اینها احزابی بودند (که به تکذیب پیامبران برخاستند)!///و ثمود و قوم لوط و یاران ایکه آنانند گروه‌ها///و ثمودیان و لوطیان و اصحاب ایکه (نیز به تکذیب پرداختند). اینان احزاب (تکذیب‌کننده) اند. quran_en_fa Not one (of them) but rejected the messengers, but My punishment came justly and inevitably (on them). که هر یک از اینان پیامبران را انکار کردند، پس عقوبت [من بر آنان] محقق و ثابت شد،///که هر یک از اینان پیامبران را انکار کردند، پس عقوبت [من بر آنان] محقق و ثابت شد،///از اینان کس نبود مگر آنکه پیامبران را تکذیب کرد، و عقوبت من واجب آمد.///هیچ یک از اینها نبودند جز این که پیامبران را تکذیب کردند، پس عقوبت من [بر آنان‌] واقع شد///هیچ کدام نبودند که پیامبران [ما] را تکذیب نکنند، پس عقوبت [من بر آنان‌] سزاوار آمد.///هر یک از آن گروه‌ها، پیامبران را تکذیب کردند و عذاب الهى در مورد آنان تحقق یافت.///و آنان به جز تکذیب انبیا فکری و عملی نداشتند، بدین جهت عقاب من بر آنها حتم و واجب گردید.///یکایک آنان جز تکذیب پیامبران کاری نکردند، و لذا عقاب من [در حق آنان‌] تحقق یافت‌///هر یک (از این گروه‌ها) رسولان را تکذیب کردند، و عذاب الهی درباره آنان تحقق یافت!///نیست هیچیک جز آنکه تکذیب کرد فرستادگان را پس سزاوار گشت (یا فرود آمد) عذاب مرا///هیچ کدام نبودند جز اینکه پیامبران (ما) را تکذیب کردند. پس عقوبت من (بر آنان) بجا و پای‌برجا آمد. quran_en_fa These (today) only wait for a single mighty Blast, which (when it comes) will brook no delay. و اینان [که تو را انکار می‌کنند] جز یک فریاد مرگبار را که هیچ تأخیری در آن نیست، انتظار نمی‌کشند،///و اینان [که تو را انکار می‌کنند] جز یک فریاد مرگبار را که هیچ تأخیری در آن نیست، انتظار نمی‌کشند،///اینان نیز جز بانگى سهمناک انتظارى ندارند، چنان که آدمى را دیگر بازگشت نباشد.///و اینان نیز جز یک صیحه را انتظار نمى‌کشند که هیچ مهلت [و بازگشتى‌] براى آن نیست///و اینان جز یک فریاد را انتظار نمى‌برند که هیچ [مجال‌] سر خاراندنى در آن نیست.///گویا این کافران تنها چشم به راه صیحه‌اى مرگبارند، که به دنبالش بازگشتى براى آنان نیست،///و این مردم جز یک صیحه (آسمانی که بر هلاکشان ندا کند) انتظاری ندارند و دیگر آن را باز گشتی نیست (دیگر ابدا به دنیا باز نمی‌گردند).///و اینان جز بانگ مرگبار یگانه‌ای را انتظار نمی‌کشند که فروگذار نمی‌کند///اینها (با این اعمالشان) جز یک صیحه آسمانی را انتظار نمی‌کشند که هیچ مهلت و بازگشتی برای آن وجود ندارد (و همگی را نابود می‌سازد)!///و چشم به راه ندارند اینان جز یک خروش را که نیستش بریدنی (پایانی)///و اینان جز یک فریاد (مرگبار) را انتظار نمی‌برند و نمی‌نگرند (که) هیچ راحت و برگشتی ندارد. quran_en_fa They say: "Our Lord! hasten to us our sentence (even) before the Day of Account!" و [اینان از روی مسخره] گفتند: پروردگارا! پیش از روز حساب، هر چه زودتر سهم ما را از عذاب به ما بده.///و [اینان از روی مسخره] گفتند: پروردگارا! پیش از روز حساب، هر چه زودتر سهم ما را از عذاب به ما بده.///و گفتند: اى پروردگار ما، نامه اعمال ما را پیش از فرارسیدن روز حساب به دست ما بده.///[از روى نخوت‌] گفتند: پروردگارا! پیش از روز حساب، نصیب ما را [از عذاب‌] هر چه زودتر بده///و گفتند: «پروردگارا، پیش از [رسیدن‌] روز حساب، بهره ما را [از عذاب‌] به شتاب به ما بده.»///و [با تمسخر و غرور] گفتند: «پروردگارا! پیش از [فرارسیدن] روز حساب، سهم ما را [از عذاب] هرچه زودتر به ما بده!»///و کافران (به تمسخر) گفتند: ای خدا، حساب نامه اعمال ما را تعجیل کن و پیش از روز حساب انداز.///و ادعا کردند که پروردگارا کارنامه ما را پیش از روز حساب، هر چه زودتر به ما بده‌///آنها (از روی خیره‌سری) گفتند: «پروردگارا! بهره ما را از عذاب هر چه زودتر قبل از روز حساب به ما ده!»///و گفتند پروردگارا بشتاب برای ما در بهره ما پیش از روز شمار///و گفتند: «پروردگارمان! پیش از (رسیدن) روز حساب، باشتاب بهره‌ی قطعی (از عذابمان) را برایمان برسان.» quran_en_fa Have patience at what they say, and remember our servant David, the man of strength: for he ever turned (to Allah). بر آنچه می‌گویند شکیبا باش، و بنده ما داود را که دارای نیرومندی [در دانش و حکومت] بود یاد کن. او بسیار رجوع کننده [به سوی خدا] بود.///بر آنچه می‌گویند شکیبا باش، و بنده ما داود را که دارای نیرومندی [در دانش و حکومت] بود یاد کن. او بسیار رجوع کننده [به سوی خدا] بود.///بر هر چه مى‌گویند صبر کن. و از بنده ما داود قدرتمند، که همواره به درگاه ما توبه مى‌کرد، یادآور.///بر آنچه مى‌گویند صبر کن، و داود بنده‌ى ما را که داراى قدرت بود یاد کن. آرى، او بسیار رجوع کننده [به سوى خدا] بود///بر آنچه مى‌گویند صبر کن، و داوود، بنده ما را که داراى امکانات [متعدد] بود به یاد آور؛ آرى، او بسیار بازگشت‌کننده [به سوى خدا] بود.///[اى پیامبر!] بر آنچه مى‌گویند شکیبا باش و بنده ما داود را یاد کن که نیرومند بود، اما همواره روى به سوى درگاه ما داشت.///تو بر سخنان (طعن و سخریه) آنها صبر کن و از بنده ما داود یاد کن که (در اجرای امر ما) بسیار نیرومند بود (از احدی اندیشه نداشت) و دایم توبه و انابه می‌کرد.///بر آنچه می‌گویند شکیبایی کن، و از بنده ما داوود یاد کن که هم توانمند بود و هم توبه کار///در برابر آنچه می‌گویند شکیبا باش، و به خاطر بیاور بنده ما داوود صاحب قدرت را، که او بسیار توبه‌کننده بود!///شکیبا شو بر آنچه گویند و یاد کن بنده ما را داود خداوند نیروها همانا او است بسیار بازگشت‌کننده‌///بر آنچه می‌گویند شکیبایی کن و داوود، بنده‌ی ما را (که) دارای امکانات و نیروهای گوناگون بود به یاد آور؛ (آری) او بسیار بازگشت‌کننده (سوی خدا) بود. quran_en_fa It was We that made the hills declare, in unison with him, Our Praises, at eventide and at break of day, همانا ما کوه‌ها را مسخر و رام کردیم که با او در شبان گاه و هنگام برآمدن آفتاب تسبیح می‌گفتند،///همانا ما کوه‌ها را مسخر و رام کردیم که با او در شبان گاه و هنگام برآمدن آفتاب تسبیح می‌گفتند،///ما کوه‌ها را رام کردیم و کوه‌ها هر شامگاه و بامدادان با او تسبیح مى‌کردند.///ما کوه‌ها را با او مسخر ساختیم که شامگاهان و بامدادان [خدا را] نیایش مى‌کردند///ما کوهها را با او مسخر ساختیم [که‌] شامگاهان و بامدادان خداوند را نیایش مى‌کردند.///همانا ما کوه‌ها را رام کردیم که در شامگاهان و بامدادان، همراه او تسبیح گویند.///ما کوهها را با او مسخر کردیم که شب و روز خدا را تسبیح و ستایش می‌کردند.///ما کوهها را همراه او رام کرده بودیم که شامگاهان و بامدادان همنوا با او تسبیح می‌گفتند///ما کوه‌ها را مسخر او ساختیم که هر شامگاه و صبحگاه با او تسبیح می‌گفتند!///هر آینه رام ساختیم کوه‌ها را تسبیح گویند با وی شامگهان و بامداد (خورشید برآمدنگاه)///ما همواره کوه‌ها را با او مسخر ساختیم. حال آنکه شامگاهان و بامدادان خدا را نیایش می‌کنند. quran_en_fa And the birds gathered (in assemblies): all with him did turn (to Allah). و پرندگان را [نیز] به طور دسته جمعی [مسخر و رام کردیم که با او تسبیح می‌گفتند]، و همه رجوع کننده به سوی خدا بودند،///و پرندگان را [نیز] به طور دسته جمعی [مسخر و رام کردیم که با او تسبیح می‌گفتند]، و همه رجوع کننده به سوی خدا بودند،///و پرندگان بر او گرد مى‌آمدند، همه فرمانبر او بودند.///و پرندگان را [بر او] گرد آوریم که همه به سوى او باز مى‌گشتند [و در فرمانش بودند]///و پرندگان را از هر سو [بر او] گرد [آوردیم‌] همگى [به نواى دلنوازش‌] به سوى او بازگشت‌کننده [و خدا را ستایشگر] بودند.///و پرندگان را [نیز] گرد آوردیم، و [همگى با داود تسبیح خدا می­گفتند و] به سوی خدا بازمى‌گشتند.///و مرغان را مسخر (نغمه خوش او) کردیم که نزد او مجتمع گردند و همه به دربارش از هر جانب باز آیند (و در ستایش خدا با او هم آهنگ شوند).///و پرندگان را که گرد آینده بودند و همه باز گردنده‌///پرندگان را نیز دسته جمعی مسخر او کردیم (تا همراه او تسبیح خدا گویند)؛ و همه اینها بازگشت‌کننده به سوی او بودند!///و مرغان را گردآورده هر کدامند بسویش بازگشت‌کننده‌///و پرندگان را (نیز با او مسخر کردیم) که بر گردش گردآورده شده‌اند (و) همگان برایش بسی بازگشت‌کنندگانند. quran_en_fa We strengthened his kingdom, and gave him wisdom and sound judgment in speech and decision. و حکومتش را محکم و استوار ساختیم و به او حکمت و منصب داوری عطا کردیم،///و حکومتش را محکم و استوار ساختیم و به او حکمت و منصب داوری عطا کردیم،///فرمانرواییش را استوارى بخشیدیم و او را حکمت و فصاحت در سخن عطا کردیم.///و حاکمیتش را استوار کردیم و او را حکمت و داورى قاطع عطا کردیم///و پادشاهیش را استوار کردیم و او را حکمت و کلام فیصله‌دهنده عطا کردیم.///و فرمانروایى و حکومت او را استوار داشتیم، و به او حکمت، و گفتار پایان‌بخش [در داورى] دادیم.///و ملک و شاهی او را نیرومند ساختیم و به او قوه درک حقایق و سخن قطعی در داوری (یا تمیز حق از باطل) عطا کردیم.///و فرمانروایی او را استوار داشتیم و به او پیامبری و نفوذ کلامی فیصله‌بخش بخشیده بودیم‌///و حکومت او را استحکام بخشیدیم، (هم) دانش به او دادیم و (هم) داوری عادلانه!///و استوار ساختیم پادشاهیش را و دادیمش حکمت را و فصل خطاب (داوری را)///و پادشاهیش را استوار کردیم و او را حکمت و خطابه‌ی فیصله‌دهنده دادیم. quran_en_fa Has the Story of the Disputants reached thee? Behold, they climbed over the wall of the private chamber; و آیا خبر مهم آن دادخواهان هنگامی که از دیوار بلند نمازخانه او بالا رفتند به تو رسیده است؟///و آیا خبر مهم آن دادخواهان هنگامی که از دیوار بلند نمازخانه او بالا رفتند به تو رسیده است؟///آیا خبر آن مدعیان را شنیده‌اى آنگاه که از دیوار قصر بالا رفتند؟///و آیا خبر شاکیان که از دیوار محراب [او] بالا رفتند، به تو رسید///و آیا خبر دادخواهان -چون از نمازخانه [او] بالا رفتند- به تو رسید؟///و آیا خبر آن دادخواهان به تو رسیده است که از دیوار محراب [داود] بالا رفتند؟///و آیا حکایت آن (دو فرشته به صورت) خصم به تو رسیده است که از بالای غرفه عبادتگاه (داود بی‌اجازه) بر او وارد شدند؟///و آیا خبر اصحاب دعوی به تو رسیده است که از دیوار محراب او بالا رفتند///آیا داستان شاکیان هنگامی که از محراب (داوود) بالا رفتند به تو رسیده است؟!///و آیا رسیدت داستان ستیزنده گاهی که بالا رفتند بر دیوار پرستشگاه‌///و آیا خبر مهم دشمنان، چون از محراب (داوود به سختی) بالا رفتند، به تو رسید؟ quran_en_fa When they entered the presence of David, and he was terrified of them, they said: "Fear not: we are two disputants, one of whom has wronged the other: Decide now between us with truth, and treat us not with injustice, but guide us to the even Path.. زمانی که [به طور ناگهانی] بر داود وارد شدند، و او از آنان هراسان شد، گفتند: نترس [ما] دو گروه دادخواه و شاکی هستیم که یکی از ما بر دیگری ستم کرده است؛ بنابراین میان ما به حق داوری کن و [در داوریت] ستم روا مدار، و ما را به راه راست راهنمایی کن.///زمانی که [به طور ناگهانی] بر داود وارد شدند، و او از آنان هراسان شد، گفتند: نترس [ما] دو گروه دادخواه و شاکی هستیم که یکی از ما بر دیگری ستم کرده است؛ بنابراین میان ما به حق داوری کن و [در داوریت] ستم روا مدار، و ما را به راه راست راهنمایی کن.///بر داود داخل شدند. داود از آنها ترسید. گفتند: مترس، ما دو مدعى هستیم که یکى بر دیگرى ستم کرده است. میان ما به حق داورى کن و پاى از عدالت بیرون منه و ما را به راه راست هدایت کن.///وقتى [به طور ناگهانى‌] بر داود در آمدند، پس او از آنها به هراس افتاد. گفتند: نترس [ما] دو نفر شاکى هستیم که یکى از ما بر دیگرى تجاوز کرده، پس میان ما به حق داورى کن و ستم روا مدار، و ما را به راه راست هدایت کن///وقتى [به طور ناگهانى‌] بر داوود درآمدند، و او از آنان به هراس افتاد، گفتند: «مترس، [ما] دو مدعى [هستیم‌] که یکى از ما بر دیگرى تجاوز کرده، پس میان ما به حق داورى کن، و از حق دور مشو، و ما را به راه راست راهبر باش.»///آن‌گاه که [ناگهان] بر او وارد شدند، و [داود] از [مشاهده‌ى] آنان به هراس افتاد. شاکیان گفتند: «نترس! ما دو نفر درگیر شده‌ایم و یکى از ما بر دیگرى ستم کرده است، پس میان ما به حق داورى کن و ستم روا مدار! و ما را به راه راست راهنمایى فرما!///هنگامی که (در محراب) بر داود داخل شدند و او از آنان سخت هراسان شد (که مبادا دشمن باشند) آنان بدو گفتند: مترس، ما دو تن (یا دو گروه) خصم یکدیگریم که برخی بر دیگری ستم کرده (و به حکومت پیش تو آمده‌ایم)، میان ما به حق حکم کن و با هیچ یک جور و طرفداری مکن و ما را به راه راست دلالت فرما.///آنگاه که [ناگهان‌] بر داوود وارد شدند و او از ایشان هراسید، گفتند مترس، اصحاب دعوایی هستیم که بعضی از ما بر دیگری ستم کرده است، پس در میان ما به حق داوری کن، و بیداد مکن و ما را به راه راست رهنمایی کن‌///در آن هنگام که (بی‌مقدمه) بر او وارد شدند و او از دیدن آنها وحشت کرد؛ گفتند: «نترس، دو نفر شاکی هستیم که یکی از ما بر دیگری ستم کرده؛ اکنون در میان ما بحق داوری کن و ستم روا مدار و ما را به راه راست هدایت کن!///هنگامی که درآمدند بر داود پس هراسید از ایشان گفتند نترس ما دو ستیزه گریم ستم کرده است یکی از ما بر دیگری پس حکومت کن میان ما به حق و گزاف نگوی و رهبری کن ما را بسوی راه راست (میانه)///چون (ناگهان) بر داوود درآمدند، پس او از آنان به هراس افتاد. گفتند: «مترس (ما) دو دشمنیم؛ یکی از ما بر دیگری تجاوز کرده. پس میان ما به حق داوری کن و افراط و پراکنده‌گویی مکن و ما را به میانه‌ی راه راست رهبری کن.» quran_en_fa "This man is my brother: He has nine and ninety ewes, and I have (but) one: Yet he says, 'commit her to my care,' and is (moreover) harsh to me in speech." این برادر من است، نود و نه میش دارد و من یک میش دارم، گفته است: این یکی را هم به من واگذار. و در گفتگو مرا مغلوب ساخت.///این برادر من است، نود و نه میش دارد و من یک میش دارم، گفته است: این یکی را هم به من واگذار. و در گفتگو مرا مغلوب ساخت.///این برادر من است. او را نود و نه میش است و مرا یک میش. مى‌گوید: آن را هم به من واگذار، و در دعوى بر من غلبه یافته است.///این برادر من است، او را نود و نه میش و مرا یک میش است، پس مى‌گوید: آن را هم به من واگذار، و در سخن بر من چیره شده است/// «این [شخص‌] برادر من است. او را نود و نه میش، و مرا یک میش است، و مى‌گوید: آن را به من بسپار، و در سخنورى بر من غالب آمده است.»///این برادر من است که نود و نه میش دارد و من تنها یک میش دارم؛ اما [با آن همه سرمایه، به من] مى‌گوید: آن یک میش را هم به من واگذار! و در گفتگو بر من چیره شده است.»///این برادر من نود و نه رأس میش داراست و من یک میش، این یک را هم گفته به من واگذار، و با من به قهر و غلبه و تهدید آمیز خطاب کرده است.///[یکی از آنان گفت] این دوست من است که نود و نه میش دارد، و من یک میش تنها دارم، و می‌گوید آن را هم به من واگذار و با من درشت‌گویی می‌کند///این برادر من است؛ و او نود و نه میش دارد و من یکی بیش ندارم اما او اصرار می‌کند که: این یکی را هم به من واگذار؛ و در سخن بر من غلبه کرده است!»///همانا این برادر من است و او را است نود و نه گوسفند و مرا است یک گوسفند پس گفت به من واگذارش و سرکشی کرد بر من در سخن‌///«به‌راستی این برادر من است. او را نودونه میش و مرا یک میش است. پس (به من) گفت آن (یک) را (هم) به من واگذار و در سخن (اش) با من چیرگی و زورگویی کرد.» quran_en_fa (David) said: "He has undoubtedly wronged thee in demanding thy (single) ewe to be added to his (flock of) ewes: truly many are the partners (in business) who wrong each other: Not so do those who believe and work deeds of righteousness, and how few are they?"... and David gathered that We had tried him: he asked forgiveness of his Lord, fell down, bowing (in prostration), and turned (to Allah in repentance). گفت: یقینا او با درخواست افزودن میش تو به میش‌های خود بر تو ستم روا داشته است، و قطعا بسیاری از معاشران و شریکان به یکدیگر ستم می‌کنند، به جز کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند و اینان اندک اند. و داود دانست که ما او را [در این حادثه] آزموده‌ایم، در نتیجه از پروردگارش درخواست آمرزش کرد و بی درنگ به حالت خضوع به رو در افتاد و به خدا بازگشت.///گفت: یقینا او با درخواست افزودن میش تو به میش‌های خود بر تو ستم روا داشته است، و قطعا بسیاری از معاشران و شریکان به یکدیگر ستم می‌کنند، به جز کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند و اینان اندک اند. و داود دانست که ما او را [در این حادثه] آزموده‌ایم، در نتیجه از پروردگارش درخواست آمرزش کرد و بی درنگ به حالت خضوع به رو در افتاد و به خدا بازگشت.///داود گفت: او که میش تو را از تو مى‌خواهد تا به میشهاى خویش بیفزاید بر تو ستم مى‌کند. و بسیارى از شریکان جز کسانى که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند -و اینان نیز اندک هستند- بر یکدیگر ستم مى‌کنند. و داود دانست که او را آزموده‌ایم. پس از پروردگارش آمرزش خواست و به رکوع درافتاد و توبه کرد.///[داود] گفت: قطعا او در مطالبه میش تو که بر میش‌هاى خود بیفزاید بر تو ستم کرده است، و در حقیقت بسیارى از شریکان به یکدیگر ستم روا مى‌دارند، مگر کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، و اینها هم اندکند. و داود فهمید که او را [با این ماجرا] آزمو/// [داوود] گفت: «قطعا او در مطالبه میش تو [اضافه‌] بر میش‌هاى خودش، بر تو ستم کرده، و در حقیقت بسیارى از شریکان به همدیگر ستم روا مى‌دارند، به استثناى کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، و اینها بس اندکند، و داوود دانست که ما او را آزمایش کرده‌ایم. پس، از پروردگارش آمرزش خواست و به رو درافتاد و توبه کرد.///[داود] گفت: «بی‌تردید او با درخواست افزودن میش تو به میش‌هاى خودش، به تو ستم کرده است. و البته بسیارى از شریکان، بر یکدیگر ستم مى‌کنند، مگر کسانى که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند. و آنان اندکند.» و [داود] متوجه شد که ما او را [با این ماجرا] آزمایش کرده‌ایم، پس از پروردگارش آمرزش خواست و به رکوع افتاد و توبه کرد.///داود گفت: البته بر تو ظلم کرده که خواسته است یک میش تو را به میش‌های (نود و نه گانه) خود اضافه کند، و بسیار معاشران و شریکان در حق یکدیگر ظلم و تعدی می‌کنند مگر آنان که اهل ایمان و عمل صالح هستند که آنها هم بسیار کم‌اند. و (پس از این قضاوت بی‌تأمل و سریع) داود دانست که ما او را سخت امتحان کرده‌ایم، در آن حال از خدا عفو و آمرزش طلبید و به سجده افتاد و با تواضع و فروتنی (به درگاه خدا) بازگشت.///[داوود] گفت به راستی با خواستن میش تو و افزودنش به میشهای خود، در حق تو ستم کرده است، و بسیاری از شریکان هستند که در حق همدیگر ستم می‌کنند، مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته پیش گرفته باشند، و ایشان [به واقع‌] اندکشمارند، و داوود دانست که ما او را آزموده‌ایم، آنگاه به درگاه پروردگارش استغفار کرد، و به سجده در افتاد و توبه کرد///(داوود) گفت: «مسلما او با درخواست یک میش تو برای افزودن آن به میشهایش، بر تو ستم نموده؛ و بسیاری از شریکان (و دوستان) به یکدیگر ستم می‌کنند، مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند؛ اما عده آنان کم است!» داوود دانست که ما او را (با این ماجرا) آزموده‌ایم، از این رو از پروردگارش طلب آمرزش نمود و به سجده افتاد و توبه کرد.///گفت هر آینه ستم بر تو کرده است بخواستن گوسفندت بسوی گوسفندان خویش و همانا بسیاری از شریکان ستم ورزند برخیشان بر برخی مگر آنان که ایمان آرند و کردار شایسته کنند و چه کمند آنان و پنداشت داود که آزمودیمش پس آمرزش خواست از پروردگار خویش و بروی در افتاد پرستش کننده و بازگشت کرد///(داوود) گفت: «همانا او در مطالبه‌ی میش تو - (اضافه) بر میش‌های خودش - بر تو همواره ستم کرده. و بی‌گمان بسیاری از شریکان به همدیگر بی‌چون ستم روا می‌دارند؛ جز کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند و اینان اندکند.» و داوود گمان (درستی) برد که ما او را بی‌گمان سخت آزمایش کرده‌ایم. پس از پروردگارش پوشش خواست و در حال رکوعش (به سجده) فرو افتاد و (سوی پروردگار) پیاپی بازگشت. quran_en_fa So We forgave him this (lapse): he enjoyed, indeed, a Near Approach to Us, and a beautiful place of (Final) Return. و ما او را در این [داوری] آمرزیدیم، بی تردید او نزد ما تقرب و منزلتی بلند و سرانجامی نیکو دارد.///و ما او را در این [داوری] آمرزیدیم، بی تردید او نزد ما تقرب و منزلتی بلند و سرانجامی نیکو دارد.///ما این خطایش را بخشیدیم. او را به درگاه ما تقرب است و بازگشتى نیکو.///پس بر او بخشیدیم و بى‌شک او را نزد ما تقرب و سر انجامى نیکوست///و بر او این [ماجرا] را بخشودیم؛ و در حقیقت براى او پیش ما تقرب و فرجامى خوش خواهد بود.///پس ما آن [قضاوت] را بر او بخشیدیم. و البته او نزد ما مقامی والا و سرانجامى نیک دارد.///ما هم از آن کرده عفو کردیم و از او درگذشتیم و او نزد ما بسیار مقرب و نیکو منزلت است.///آنگاه این امر را بر او آمرزیدیم، و او در نزد ما تقرب و نیک سرانجامی داشت‌///ما این عمل را بر او بخشیدیم؛ و او نزد ما دارای مقامی والا و سرانجامی نیکوست!///پس آمرزیدیم برایش آن را و هر آینه برای او است نزد ما تقربگاهی و نکوبازگشتگاه‌///پس برای او این (ماجرا) را پوشاندیم‌. و به‌راستی برای او پیش ما بسی تقرب و بازگشتی خوش است. quran_en_fa O David! We did indeed make thee a vicegerent on earth: so judge thou between men in truth (and justice): Nor follow thou the lusts (of thy heart), for they will mislead thee from the Path of Allah: for those who wander astray from the Path of Allah, is a Penalty Grievous, for that they forget the Day of Account. [و گفتیم:] ای داود! همانا تو را در زمین جانشین [و نماینده خود] قرار دادیم؛ پس میان مردم به حق داوری کن و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف می‌کند. بی تردید کسانی که از راه خدا منحرف می‌شوند، چون روز حساب را فراموش کرده‌اند، عذابی سخت دارند.///[و گفتیم:] ای داود! همانا تو را در زمین جانشین [و نماینده خود] قرار دادیم؛ پس میان مردم به حق داوری کن و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف می‌کند. بی تردید کسانی که از راه خدا منحرف می‌شوند، چون روز حساب را فراموش کرده‌اند، عذابی سخت دارند.///اى داود، ما تو را خلیفه روى زمین گردانیدیم. در میان مردم به حق داورى کن و از پى هواى نفس مرو که تو را از راه خدا منحرف سازد. آنان که از راه خدا منحرف شوند، بدان سبب که روز حساب را از یاد برده‌اند، به عذابى شدید گرفتار مى‌شوند.///اى داود! ما تو را در زمین جانشین [و نماینده‌ى خود] کردیم، پس میان مردم به حق داورى کن و زنهار از هوس پیروى مکن که تو را از راه خدا به در کند. البته کسانى که از راه خدا به در مى‌روند، به سزاى آن که روز حساب را از یاد برده‌اند عذابى سخت خواهند داشت///اى داوود، ما تو را در زمین خلیفه [و جانشین‌] گردانیدیم؛ پس میان مردم به حق داورى کن، و زنهار از هوس پیروى مکن که تو را از راه خدا به در کند. در حقیقت کسانى که از راه خدا به در مى‌روند، به [سزاى‌] آنکه روز حساب را فراموش کرده‌اند عذابى سخت خواهند داشت!///اى داود! ما تو را در زمین جانشین قرار دادیم، پس میان مردم به حق داورى کن. و از هوا و هوس‌ها پیروى مکن که تو را از راه خدا منحرف مى‌کند. البته کسانى که از راه خدا منحرف مى‌شوند، برایشان عذاب سختى است، برای آن که روز حساب را فراموش کردند.///(و او را گفتیم که) ای داود، ما تو را در روی زمین مقام خلافت دادیم، پس میان خلق خدا به حق حکم کن و هرگز هوای نفس را پیروی نکن که تو را از راه خدا گمراه سازد و آنان که از راه خدا گمراه شوند چون روز حساب و قیامت را فراموش کرده‌اند به عذاب سخت معذب خواهند شد.///ای داوود ما تو را در روی زمین خلیفه [خود] برگماشته‌ایم، پس در میان مردم به حق داوری کن، و از هوی و هوس پیروی مکن، که تو را از راه خدا گمراه کند، بی‌گمان کسانی که از راه خدا گمراه می‌شوند عذاب سخت و سنگینی در پیش دارند چرا که روز حساب را فراموش کرده‌اند///ای داوود! ما تو را خلیفه و (نماینده خود) در زمین قرار دادیم؛ پس در میان مردم بحق داوری کن، و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف سازد؛ کسانی که از راه خدا گمراه شوند، عذاب شدیدی بخاطر فراموش کردن روز حساب دارند!///ای داود همانا گردانیدیمت جانشینی در زمین پس حکم ران میان مردم به حق و پیروی مکن هوس را که گمراهت کند از راه خدا همانا آنان که گم شوند از راه خدا ایشان را است شکنجه‌ای سخت بدانچه فراموش کردند از روز شمار///(به او گفتیم:) «داوود! ما تو را در زمین جانشینی (رسالتی از رسولان) گردانیدیم‌؛ پس میان مردمان بحق حکم کن و از هوا (ی نفس) پیروی مکن، که از راه خدا گمراهت کند.» بی‌گمان کسانی که از راه خدا به در می‌روند - به (سزای) آنکه روز حساب را فراموش کرده‌اند - برایشان عذابی سخت است! quran_en_fa Not without purpose did We create heaven and earth and all between! that were the thought of Unbelievers! but woe to the Unbelievers because of the Fire (of Hell)! و ما آسمان و زمین و آنچه را که میان آنهاست، بیهوده نیافریده‌ایم، این پندار کافران است، پس وای بر آنان که کافرند از آتش دوزخ.///و ما آسمان و زمین و آنچه را که میان آنهاست، بیهوده نیافریده‌ایم، این پندار کافران است، پس وای بر آنان که کافرند از آتش دوزخ.///ما این آسمان و زمین و آنچه را که میان آنهاست به باطل نیافریده‌ایم. این گمان کسانى است که کافر شدند. پس واى بر کافران از آتش.///و آسمان و زمین و آنچه را که میان این دو است به باطل نیافریدیم. این گمان کسانى است که کافر شدند، پس واى بر کافران از آتش///و آسمان و زمین و آنچه را که میان این دو است به باطل نیافریدیم، این گمان کسانى است که کافر شده [و حق‌پوشى کرده‌] اند، پس واى از آتش بر کسانى که کافر شده‌اند.///و ما آسمان و زمین، و آنچه را میان آنهاست، بیهوده نیافریدیم. این، پندار کسانى است که کفر ورزیدند. پس واى بر کافران از آتش [دوزخ]!///و ما آسمان و زمین و هر چه را بین آنهاست بازیچه و باطل خلق نکرده‌ایم، این گمان کافران است، و وای بر کافران از آتش دوزخ.///و ما آسمان و زمین و مابین آنها را بیهوده نیافریده‌ایم، این پندار کسانی است که کفر ورزیده‌اند، و وای بر کسانی که کفرورزیده‌اند از [عذاب‌] آتش دوزخ‌///ما آسمان و زمین و آنچه را میان آنهاست بیهوده نیافریدیم؛ این گمان کافران است؛ وای بر کافران از آتش (دوزخ)!///و نیافریدیم آسمان و زمین و آنچه را میان آنها است بیهده این است پندار آنان که کفر ورزیدند پس وای بر آنان که کفر ورزیدند از آتش‌///و ما آسمان و زمین و آنچه را که میان این دو است باطل نیافریدیم. این گمان کسانی است که کافر شدند. پس وای از آتش برای کسانی که کافر شدند! quran_en_fa Shall We treat those who believe and work deeds of righteousness, the same as those who do mischief on earth? Shall We treat those who guard against evil, the same as those who turn aside from the right? آیا کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند مانند مفسدان در زمین قرار می‌دهیم یا پرهیزکاران را چون بدکاران؟!///آیا کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند مانند مفسدان در زمین قرار می‌دهیم یا پرهیزکاران را چون بدکاران؟!///آیا کسانى را که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند، همانند فسادکنندگان در زمین قرار خواهیم داد؟ یا پرهیزگاران را چون گناهکاران؟///آیا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، همانند مفسدان در زمین مى‌کنیم، یا پرهیزکاران را چون فاجران قرار مى‌دهیم///یا [مگر] کسانى را که گرویده و کارهاى شایسته کرده‌اند، چون مفسدان در زمین مى‌گردانیم، یا پرهیزگاران را چون پلیدکاران قرار مى‌دهیم؟///آیا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، همانند فسادگران در زمین قرار مى‌دهیم؟ یا پرهیزکاران را مانند بدکاران قرار مى‌دهیم؟///آیا ما آنان را که ایمان آورده و به اعمال نیکو پرداختند مانند مردم (بی ایمان) مفسد در زمین قرار می‌دهیم؟ یا مردمان با تقوا و خداترس را مانند فاسقان بدکار قرار می‌دهیم (و مانند آنان جزا خواهیم داد).///آیا کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، همانند مفسدان در زمین قرار می‌دهیم، یا آیا پارسایان را مانند فاجران می‌شماریم؟///آیا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند همچون مفسدان در زمین قرار می‌دهیم، یا پرهیزگاران را همچون فاجران؟!///یا می‌گردانیم آنان را که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند مانند تبهکاران در زمین یا می‌گردانیم پرهیزکاران را چون گنهکاران‌///یا (مگر) کسانی را که گرویده و کارهای شایسته کردند، چون مفسدان در زمین می‌نهیم، یا پرهیزگاران را چون فاجران قرار می‌دهیم‌؟ quran_en_fa (Here is) a Book which We have sent down unto thee, full of blessings, that they may mediate on its Signs, and that men of understanding may receive admonition. این کتاب پربرکتی است که آن را بر تو نازل کرده‌ایم تا آیاتش را تدبر کنند و خردمندان متذکر شوند.///این کتاب پربرکتی است که آن را بر تو نازل کرده‌ایم تا آیاتش را تدبر کنند و خردمندان متذکر شوند.///کتابى مبارک است که آن را بر تو نازل کرده‌ایم، تا در آیاتش بیندیشند و خردمندان از آن پند گیرند.///[این‌] کتابى مبارک است که آن را به سوى تو نازل کردیم تا در آیات آن بیندیشند و خردمندان پند گیرند/// [این‌] کتابى مبارک است که آن را به سوى تو نازل کرده‌ایم تا در [باره‌] آیات آن بیندیشند، و خردمندان پند گیرند.///[این] کتاب مبارکى است که به سوى تو فروفرستادیم، تا در آیات آن تدبر کنند. و خردمندان پند گیرند.///(این قرآن بزرگ) کتابی مبارک و عظیم الشأن است که به تو نازل کردیم تا امت در آیاتش تفکر کنند و صاحبان مقام عقل متذکر (حقایق آن) شوند.///کتابی است مبارک که آن را بر تو فرو فرستاده‌ایم، تا در آیات آن اندیشه کنند، و خردمندان از آن پند گیرند///این کتابی است پربرکت که بر تو نازل کرده‌ایم تا در آیات آن تدبر کنند و خردمندان متذکر شوند!///نامه‌ای است فرستادیمش بسویت فرخنده تا بیندیشند آیتهایش را و تا یادآور شوند دارندگان خردها///کتابی که آن را سوی تو نازل کردیم مبارک است، تا آیاتش را بیندیشند، و برای اینکه خردمندان ویژه (بدان) پند گیرند. quran_en_fa To David We gave Solomon (for a son),- How excellent in Our service! Ever did he turn (to Us)! و سلیمان را به داود بخشیدیم، چه نیکو بنده‌ای بود به راستی او بسیار رجوع کننده [به خدا] بود.///و سلیمان را به داود بخشیدیم، چه نیکو بنده‌ای بود به راستی او بسیار رجوع کننده [به خدا] بود.///سلیمان را به داود عطا کردیم. چه بنده نیکویى بود و روى به خدا داشت.///و سلیمان را به داود عطا کردیم، چه نیکو بنده‌اى! به راستى او بسیار رجوع کننده [به سوى خدا] بود///و سلیمان را به داوود بخشیدیم. چه نیکو بنده‌اى. به راستى او توبه‌کار [و ستایشگر] بود.///و ما به داود سلیمان را بخشیدیم. او بنده‌ى خوبى بود، زیرا بسیار به درگاه ما روى مى‌آورد.///و به داود (فرزندش) سلیمان را عطا کردیم، او بسیار نیکو بنده‌ای بود، زیرا بسیار به درگاه خدا با تضرع و زاری رجوع می‌کرد.///و به داوود سلیمان را بخشیدیم، چه نیکو بنده‌ای که تواب بود///ما سلیمان را به داوود بخشیدیم؛ چه بنده خوبی! زیرا همواره به سوی خدا بازگشت می‌کرد (و به یاد او بود)!///و بخشیدیم به داود سلیمان را چه خوب بنده‌ای است او است بسیار بازگشت کننده‌///و سلیمان را به داوود بخشیدیم. چه نیکو بنده‌ای است. به‌راستی او (سوی آفریدگار) بسی رهسپار است. quran_en_fa Behold, there were brought before him, at eventide coursers of the highest breeding, and swift of foot; [یاد کن] هنگامی را که در پایان روز اسب‌های چابک و تیزرو بر او عرضه کردند.///[یاد کن] هنگامی را که در پایان روز اسب‌های چابک و تیزرو بر او عرضه کردند.///آنگاه که به هنگام عصر اسبان تیزرو را که ایستاده بودند به او عرضه کردند،///آن‌گاه که نزدیک غروب، اسب‌هاى اصیل تندرو را به او عرضه کردند///هنگامى که [طرف‌] غروب، اسبهاى اصیل را بر او عرضه کردند،///[یاد کن] آن‌گاه که در پایان روز، اسبان چابک تندرو بر سلیمان عرضه شد [و او مشغول سان دیدن بود].///(یاد کن) وقتی که بر او اسبهای بسیار تندرو و نیکو را (هنگام عصر) ارائه دادند (و او به باز دید اسبان پرداخت برای جهاد در راه خدا و از نماز عصر غافل ماند).///چنین بود که شامگاهان اسبهای نیکویی بر او عرضه داشتند///به خاطر بیاور هنگامی را که عصرگاهان اسبان چابک تندرو را بر او عرضه داشتند،///گاهیکه عرض شد بر او شامگاهان اسب صافنات تیزتک (که بر سه پا ایستند و نوک سم چهارم را بر زمین گذارند)///چون شباهنگام، اسب‌های اصیل صف‌اندرصف برایش به نمایش گذارده شدند، quran_en_fa And he said, "Truly do I love the love of good, with a view to the glory of my Lord,"- until (the sun) was hidden in the veil (of night): پس گفت: من دوستی اسبان را بر یاد پروردگارم [که نماز مستحب پایان روز است] اختیار کردم [زیرا می‌خواهم از آنان در جهاد با دشمن استفاده کنم و همواره به آنها نظر می‌کرد] تا [خورشید] پشت پرده افق پنهان شد.///پس گفت: من دوستی اسبان را بر یاد پروردگارم [که نماز مستحب پایان روز است] اختیار کردم [زیرا می‌خواهم از آنان در جهاد با دشمن استفاده کنم و همواره به آنها نظر می‌کرد] تا [خورشید] پشت پرده افق پنهان شد.///گفت: من دوستى این اسبان را بر یاد پروردگارم بگزیدم تا آفتاب در پرده غروب پوشیده شد،///[سلیمان‌] گفت: واقعا من دوستى و توجه به اسبان را بر یاد پروردگارم مقدم داشتم تا این که [اول وقت نماز گذشت و خورشید] در پرده نهان شد/// [سلیمان‌] گفت: «واقعا من دوستى اسبان را بر یاد پروردگارم ترجیح دادم تا [هنگام نماز گذشت و خورشید] در پس حجاب ظلمت شد.»///پس گفت: «من دوستی این اسبان را به خاطر یاد پروردگارم دوست دارم» [و فرمان داد آنها را دواندند] تا [از دیدگانش] پنهان شدند.///در آن حال گفت: (افسوس) که من از علاقه و حب اسبهای نیکو از ذکر و نماز خدا غافل شدم تا آنکه آفتاب در حجاب شب رخ بنهفت.///[سلیمان سرگرم تماشای آنان شد] آنگاه گفت [دریغا] من چنان شیفته مهر اسبان شدم که از یاد پروردگارم غافل شدم، تا آنکه [خورشید] در حجاب [مغرب‌] پنهان شد///گفت: «من این اسبان را بخاطر پروردگارم دوست دارم (و می‌خواهم از آنها در جهاد استفاده کنم»، او همچنان به آنها نگاه می‌کرد) تا از دیدگانش پنهان شدند.///گفت همانا خوابیدم برای دوست داشتن اسبان از یاد پروردگار خویش تا نهان شد در پرده‌///پس (سلیمان) گفت: «من به‌راستی دوستی آن خیر [: اسب‌های جهاد] را دوست داشته‌ام [: برگزیده‌ام] (که) نشأت‌گرفته و برخاسته از یاد پروردگار من است. تا اینکه (آن اسبان) در پرده (ی شب) پنهان گشتند.» quran_en_fa "Bring them back to me." then began he to pass his hand over (their) legs and their necks. [اسب‌ها چنان توجه او را جلب کرده بودند که گفت:] آنها را به من بازگردانید. پس [برای نوازش آنها] به دست کشیدن به ساق‌ها و گردن‌های آنها پرداخت؛///[اسب‌ها چنان توجه او را جلب کرده بودند که گفت:] آنها را به من بازگردانید. پس [برای نوازش آنها] به دست کشیدن به ساق‌ها و گردن‌های آنها پرداخت؛///آن اسبان را نزد من بازگردانید. پس به بریدن ساقها و گردنشان آغاز کرد.///[گفت:] اسب‌ها را نزد من باز آورید، آن‌گاه بنا کرد به دست کشیدن بر ساق‌ها و گردن آنها [به علامت وقف کردن‌]/// [گفت: «اسبها] را نزد من باز آورید.» پس شروع کرد به دست کشیدن بر ساقها و گردن آنها [و سرانجام وقف کردن آنها در راه خدا].///[سپس دستور داد:] آنها را نزد من بازگردانید، پس ساق­ها و گردن­های اسبان را دست کشید.///آن گاه (با فرشتگان موکل آفتاب) خطاب کرد که (به امر خدا) آفتاب را بر من بازگردانید (چون برگشت اداء نماز کرد) و شروع به دست کشیدن بر ساق و یال و گردن اسبان کرد (و همه را برای جهاد در راه خدا وقف کرد).///[سپس گفت‌] آنها را به نزد من باز گردانید آنگاه به دست کشیدن بر ساقها و گردنهای آنها پرداخت‌///(آنها به قدری جالب بودند که گفت:) بار دیگر آنها را نزد من بازگردانید! و دست به ساقها و گردنهای آنها کشید (و آنها را نوازش داد).///بازگردانیدش بر من پس آغاز کرد دست سودن به ساقها و گردنها///(گفت:) «اسب‌ها را نزد من باز آورید.» پس شروع کرد به دست کشیدن بر ساق‌ها و گردن‌هایشان. quran_en_fa And We did try Solomon: We placed on his throne a body (without life); but he did turn (to Us in true devotion): و به راستی سلیمان را [درباره فرزندش] آزمودیم، و [آزمون این بود که] بر تختش جسدی [بی جان از فرزندش] افکندیم [فرزندی که سلیمان به زنده بودن او بسیار امید داشت]، آن گاه به درگاه خدا رجوع کرد [و همه امورش را به خدا واگذاشت.]///و به راستی سلیمان را [درباره فرزندش] آزمودیم، و [آزمون این بود که] بر تختش جسدی [بی جان از فرزندش] افکندیم [فرزندی که سلیمان به زنده بودن او بسیار امید داشت]، آن گاه به درگاه خدا رجوع کرد [و همه امورش را به خدا واگذاشت.]///ما سلیمان را آزمودیم و بر تخت او جسدى را افکندیم و او روى به خدا آورد.///و همانا سلیمان را آزمودیم و بر تخت او جسد [بى‌جان فرزندش‌] را بیفکندیم، سپس به توبه باز آمد///و قطعا سلیمان را آزمودیم و بر تخت او جسدى بیفکندیم؛ پس به توبه باز آمد.///و به راستى ما سلیمان را آزمودیم. و بر تخت او جسدى [بى‌جان از فرزندش‌] افکندیم، پس به درگاه خدا توبه کرد.///و همانا ما سلیمان را در مقام امتحان آوردیم و کالبدی بر تخت وی افکندیم (برخی مفسران گفتند: یعنی دیوی را به جای او بر تخت بنشانیدیم. و برخی گفتند: چون گفت که من بر بستر صد زن خویش وارد شوم تا صد فرزند یابم و نگفت ان شاء الله و به خواست خدا و ذکر مشیت الهی استثنا نکرد خدا از همه زنانش یک جسد بی‌جانی بر او به وجود آورد) آن گاه متذکر شد و باز به درگاه خدا توبه و انابه کرد.///و به راستی سلیمان را آزمودیم و بر تخت او جسدی را افکندیم، سپس توبه کرد///ما سلیمان را آزمودیم و بر تخت او جسدی افکندیم؛ سپس او به درگاه خداوند توبه کرد.///و همانا آزمودیم سلیمان را و افکندیم بر تختش کالبدی سپس بازگشت‌///و همواره سلیمان را بسی آزمودیم و بر تختش جسدی بیفکندیم؛ سپس (به ما) پی‌درپی برگشت. quran_en_fa He said, "O my Lord! Forgive me, and grant me a kingdom which, (it may be), suits not another after me: for Thou art the Grantor of Bounties (without measure). گفت: پروردگارا! مرا بیامرز و حکومتی به من ببخش که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد؛ یقینا تو بسیار بخشنده‌ای.///گفت: پروردگارا! مرا بیامرز و حکومتی به من ببخش که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد؛ یقینا تو بسیار بخشنده‌ای.///گفت: اى پروردگار من، مرا بیامرز و مرا ملکى عطا کن که پس از من کسى سزاوار آن نباشد، که تو بخشاینده‌اى.///گفت: پروردگارا! مرا ببخش و حکومتى به من ارزانى دار که هیچ کس را پس از من سزاوار نباشد. همانا این تویى که بسیار بخشنده‌اى///گفت: «پروردگارا، مرا ببخش و ملکى به من ارزانى دار که هیچ کس را پس از من سزاوار نباشد، در حقیقت، تویى که خود بسیار بخشنده‌اى.»///و گفت: «پروردگارا! مرا بیامرز و به من فرمانروایى و ملکى عطا کن که پس از من سزاوار هیچ کس نباشد. البته تو بسیار بخشنده‌اى.»///عرض کرد: بار الها، به لطف و کرمت از خطای من در گذر و مرا ملک و سلطنتی عطا فرما که پس از من احدی را نسزد، که تو تنها بخشنده بی عوضی.///گفت پروردگارا مرا بیامرز و به من فرمانروایی‌ای ببخش که سزاوار هیچ کس پس از من نباشد که تو بخششگری‌///گفت: پروردگارا! مرا ببخش و حکومتی به من عطا کن که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد، که تو بسیار بخشنده‌ای!///گفت پروردگارا بیامرز برایم و ارزانی دار مرا پادشاهیی که نسزد کسی را پس از من همانا توئی بسیار بخشنده‌///گفت: «پروردگارم! پوششی برایم بنه و ملکی به من ببخش که هیچ کس را پس از من سزاوار نباشد. به‌درستی تو (همین) تو بسی بخشنده‌ای.» quran_en_fa Then We subjected the wind to his power, to flow gently to his order, Whithersoever he willed,- پس باد را برای او مسخر و رام کردیم که به فرمان او هر جا که می‌خواست نرم و آرام روان می‌شد.///پس باد را برای او مسخر و رام کردیم که به فرمان او هر جا که می‌خواست نرم و آرام روان می‌شد.///پس باد را رام او کردیم که به نرمى هر جا که آهنگ مى‌کرد، به فرمان او مى‌رفت.///پس باد را در اختیار او قرار دادیم که به فرمان او هر جا مى‌خواست به نرمى روان مى‌شد///پس باد را در اختیار او قرار دادیم که هر جا تصمیم مى‌گرفت، به فرمان او نرم، روان مى‌شد.///پس ما باد را مسخر او ساختیم که به فرمان او هر جا بخواهد، به نرمى و آرامى حرکت کند.///ما هم باد را مسخر فرمان او کردیم که به امرش هر جا می‌خواست به آرامی روان می‌شد.///آنگاه باد را رام او ساختیم که به فرمان او هر جا که خواسته باشد به آهستگی روان باشد///پس ما باد را مسخر او ساختیم تا به فرمانش بنرمی حرکت کند و به هر جا او می‌خواهد برود!///پس رام ساختیم برایش باد را روان بود به فرمانش به آرامی و نرمی هر کجا می‌خواست‌///پس باد را در اختیار او قرار دادیم، حال آنکه هر جا به‌درستی برفت به فرمان او به نرمی و راهواری روان می‌شد. quran_en_fa As also the evil ones, (including) every kind of builder and diver,- و هر بنا و غواصی از شیاطین را [مسخر و رام او نمودیم،]///و هر بنا و غواصی از شیاطین را [مسخر و رام او نمودیم،]///و دیوان را، که هم بنا بودند و هم غواص.///و دیوان را که بنا و غواص بودند [مسخر او کردیم‌]///و شیطانها را [از] بنا و غواص،///و جن‌هاى سرکش را [رام او ساختیم،] هر [کدام] بنایی [مى‌دانند، برایش بسازند،] و [هر کدام] غواصى [مى‌دانند، جواهرات استخراج کنند].///و دیو و شیاطین را هم که بناهای عالی می‌ساختند و از دریا جواهرات گرانبها می‌آوردند نیز مسخر امر او کردیم.///و دیوانی را که همه بنا یا غواص بودند [مسخر او ساختیم‌]///و شیاطین را مسخر او کردیم، هر بنا و غواصی از آنها را!///و دیوان (شیاطین) را هر سازنده‌ای و هر فرورونده در آب‌///و شیطان‌ها (ی رام) را (نیز که) هر یک را بنا و غواصند؛ quran_en_fa As also others bound together in fetters. و دیگر شیاطین را که با غل و زنجیر به هم بسته بودند [در سلطه او درآوردیم تا نتوانند در حکومت او فتنه و آشوب برپا کنند.]///و دیگر شیاطین را که با غل و زنجیر به هم بسته بودند [در سلطه او درآوردیم تا نتوانند در حکومت او فتنه و آشوب برپا کنند.]///و گروهى دیگر را، که همه بسته در زنجیر او بودند.///و دیگر دیوان [متمرد] را به زنجیر بسته [تحت فرمانش در آوردیم‌]///تا [وحشیان‌] دیگر را که جفت جفت با زنجیرها به هم بسته بودند [تحت فرمانش درآوردیم‌].///و گروه دیگرى از جن‌ها با غل و زنجیر به هم بسته بودند. [تا نتوانند در حکومت او فتنه و آشوب کنند.]///و دیگران از شیاطین را (که در پی اضلال خلق بودند، به دست او) در غل و زنجیر کشیدیم.///و دیگرانی که به هم بستگان با پای بندها بودند///و گروه دیگری (از شیاطین) را در غل و زنجیر (تحت سلطه او) قرار دادیم،///و دیگرانی بستگان به زنجیرها///و دیگرانی (از شیطان‌ها) را که با زنجیرها سخت بسته شده بودند (تحت فرمانش درآوردیم). quran_en_fa "Such are Our Bounties: whether thou bestow them (on others) or withhold them, no account will be asked." [و به او گفتیم:] این عطای بی حساب ماست، [به هر کس خواهی] بی حساب ببخش و [از هر کس خواهی] دریغ کن.///[و به او گفتیم:] این عطای بی حساب ماست، [به هر کس خواهی] بی حساب ببخش و [از هر کس خواهی] دریغ کن.///این عطاى بى‌حساب ماست خواهى آن را ببخش و خواهى نگه دار.///[گفتیم:] این عطاى ماست، پس بى‌حساب [به هر کس خواهى‌] ببخش و یا امساک کن/// [گفتیم:] «این بخشش ماست، [آن را] بى‌شمار ببخش یا نگاه دار.»///«[ای سلیمان!] این بخشش بى‌حساب ماست. به هرکس مى‌خواهى ببخش، یا دریغ کن.»///این (نعمت سلطنت و قدرت) عطای ماست، اینک بی‌حساب به هر که خواهی عطا کن و از هر که خواهی منع.///این بخشش ماست، بی‌حساب [آن را] ببخش یا برای خود نگهدار///(و به او گفتیم:) این عطای ما است، به هر کس می‌خواهی (و صلاح می‌بینی) ببخش، و از هر کس می‌خواهی امساک کن، و حسابی بر تو نیست (تو امین هستی)!///این است بخشش ما پس منت نه یا نگهدار بی‌شمار///(گفتیم:) «این بخشش ماست. پس (آن را) بی‌شمار منت بگذار یا نگاه دار.» quran_en_fa And he enjoyed, indeed, a Near Approach to Us, and a beautiful Place of (Final) Return. بی تردید او نزد ما تقرب و منزلتی بلند و سرانجامی نیکو دارد.///بی تردید او نزد ما تقرب و منزلتی بلند و سرانجامی نیکو دارد.///او راست نزد ما تقرب و بازگشتى نیکو.///و قطعا براى او در پیشگاه ما تقرب و فرجامى نیکوست///و قطعا براى او در پیشگاه ما تقرب و فرجام نیکوست.///و او نزد ما مقامی والا و سرانجامى نیک دارد.///و همانا او نزد ما بسیار مقرب و نیکو منزلت است.///و او را نزد ما تقرب و نیک سرانجامی بود///و برای او [= سلیمان‌] نزد ما مقامی ارجمند و سرانجامی نیکوست!///و همانا او را است نزد ما تقربگاهی و نکو بازگشتگاه‌///و بی‌گمان برای او در پیشگاهمان به‌راستی تقرب و فرجامی نیکوست. quran_en_fa Commemorate Our Servant Job. Behold he cried to his Lord: "The Evil One has afflicted me with distress and suffering!" و بنده ما ایوب را یاد کن، هنگامی که پروردگارش را ندا داد که شیطان [به سبب رنج و شکنجه‌ای که دچارش هستم] مرا سرزنش و شماتت می‌کند [تا از رحمت تو دلسردم کند.]///و بنده ما ایوب را یاد کن، هنگامی که پروردگارش را ندا داد که شیطان [به سبب رنج و شکنجه‌ای که دچارش هستم] مرا سرزنش و شماتت می‌کند [تا از رحمت تو دلسردم کند.]///و از بنده ما ایوب یاد کن آنگاه که پروردگارش را ندا داد که: مرا شیطان به رنج و عذاب افکنده است.///و بنده‌ى ما ایوب را یادآور، آن‌گاه که پروردگارش را ندا داد که: شیطان مرا به رنجورى و عذاب افکنده است///و بنده ما ایوب را به یاد آور، آنگاه که پروردگارش را ندا داد که: «شیطان مرا به رنج و عذاب مبتلا کرد.»///و بنده‌ى ما ایوب را یاد کن، آن‌گاه که پروردگارش را ندا داد: «[پروردگارا!] شیطان مرا به رنج و عذاب افکنده است!»///و یاد کن از بنده ما ایوب هنگامی که به درگاه خدای خود عرض کرد: (پروردگارا) شیطان مرا سخت رنج و عذاب رسانیده (تو از کرم نجاتم بخش).///و بنده ما ایوب را یاد کن آنگاه که پروردگارش را ندا داد که شیطان به من رنج و عذاب رسانده است‌///و به خاطر بیاور بنده ما ایوب را، هنگامی که پروردگارش را خواند (و گفت: پروردگارا!) شیطان مرا به رنج و عذاب افکنده است.///و یاد کن بنده ما ایوب را گاهی که خواند پروردگار خویش را که همانا رسانید مرا شیطان رنج و شکنجه‌ای‌///و بنده‌ی ما ایوب را به یاد آر، چون پروردگارش را ندا در داد: «شیطان همواره مرا به رنج‌ها و عذابی بزرگ مبتلا کرده.» quran_en_fa (The command was given:) "Strike with thy foot: here is (water) wherein to wash, cool and refreshing, and (water) to drink." [به او گفتیم:] با پایت به زمین بکوب، این آبی است برای شسشتو، آبی سرد و آشامیدنی.///[به او گفتیم:] با پایت به زمین بکوب، این آبی است برای شسشتو، آبی سرد و آشامیدنی.///پایت را بر زمین بکوب: این آبى است براى شستشو و سرد براى آشامیدن.///[به او گفتیم:] با پاى خود [به زمین‌] بکوب، اینک این [چشمه‌سار] شستشوگاهى است خنک و نوشیدنى/// [به او گفتیم:] «با پاى خود [به زمین‌] بکوب، اینک این چشمه‌سارى است سرد و آشامیدنى.»///[به او گفتیم:] «پاى خود را بر زمین بزن [تا از زیر پاى تو چشمه‌اى جارى کنیم]. این چشمه‌ى آبى خنک براى شستشو و نوشیدن است.»///(خطاب کردیم که) پای به زمین زن (زد و چشمه آبی پدید آمد، گفتیم) این آبی است سرد برای شستشو و نوشیدن (در آن شستشو کن و از آن بیاشام تا از هر درد و الم بیاسایی).///[گفتیم‌] پایت را به زمین بزن، اینک این شستن‌گاهی است سرد و نوشیدنی‌///(به او گفتیم:) پای خود را بر زمین بکوب! این چشمه آبی خنک برای شستشو و نوشیدن است!///فرو بر پای خویش را این است شستشوگاهی خنک و نوشابه‌///(به او گفتیم:) «با پای خود روان شو (که) این، شستنگاهی سرد و آشامیدنی است.» quran_en_fa And We gave him (back) his people, and doubled their number,- as a Grace from Ourselves, and a thing for commemoration, for all who have Understanding. و خانواده‌اش را [که در حادثه‌ها از دستش رفته بودند] و مانندشان را همراه با آنان به او بخشیدیم تا رحمتی از سوی ما و تذکری برای خردمندان باشد.///و خانواده‌اش را [که در حادثه‌ها از دستش رفته بودند] و مانندشان را همراه با آنان به او بخشیدیم تا رحمتی از سوی ما و تذکری برای خردمندان باشد.///و به او خانواده‌اش و همچند آن از دیگر یاران را عطا کردیم و این خود رحمتى از ما بود و براى خردمندان اندرزى.///[و دوباره‌] کسانش و مانند آنها را همراه آنها به او بخشیدیم، تا رحمتى از جانب ما و تذکرى براى خردمندان باشد///و [مجددا] کسانش را و نظایر آنها را همراه آنها به او بخشیدیم، تا رحمتى از جانب ما و عبرتى براى خردمندان باشد.///و ما بر اساس رحمت خویش، خانواده‌اش را [که در اثر بیمارى سخت و طولانى، از او جدا شده بودند،] به او بخشیدیم و برگرداندیم، و همانند آنها را به آنان افزودیم، تا براى خردمندان پندى باشد.///و ما اهل و فرزندانی که از او مردند و به قدر آنها هم علاوه به او عطا کردیم تا در حق او لطف و رحمتی کنیم و تا صاحبان عقل (نتیجه صبر در بلا را) متذکر شوند.///و [سپس /دیگربار] خانواده‌اش و همانند آن را همراه ایشان، از سر رحمت خویش و برای پندآموزی به خردمندان، به او بخشیدیم‌///و خانواده‌اش را به او بخشیدیم، و همانند آنها را بر آنان افزودیم، تا رحمتی از سوی ما باشد و تذکری برای اندیشمندان.///و دادیمش خاندانش را و مانند آنان را با آنان رحمتی از ما و یادآوردنی برای دارندگان خردها///و (دوباره) کسانش و مانندشان را، همراهشان بدو بخشیدیم، تا رحمتی از جانبمان و یادواره‌ای برای خردمندان باشد. quran_en_fa "And take in thy hand a little grass, and strike therewith: and break not (thy oath)." Truly We found him full of patience and constancy. How excellent in Our service! ever did he turn (to Us)! و [به او گفتیم: چون سوگند خورده‌ای که همسرت را برای اینکه تو را در امور معنوی ناراحت کرده بود، صد تازیانه بزنی] با دستت بسته‌ای ترکه خشک برگیر و همسرت را با آن بزن، و سوگندت را مشکن. بی تردید ما او را شکیبا یافتیم. چه نیکو بنده‌ای! یقینا بسیار رجوع کننده به سوی ما بود.///و [به او گفتیم: چون سوگند خورده‌ای که همسرت را برای اینکه تو را در امور معنوی ناراحت کرده بود، صد تازیانه بزنی] با دستت بسته‌ای ترکه خشک برگیر و همسرت را با آن بزن، و سوگندت را مشکن. بی تردید ما او را شکیبا یافتیم. چه نیکو بنده‌ای! یقینا بسیار رجوع کننده به سوی ما بود.///دسته‌اى از چوبهاى باریک به دست گیر و با آن بزن و سوگند خویش را مشکن. او را بنده‌اى صابر یافتیم. او که همواره روى به درگاه ما داشت چه نیکو بنده‌اى بود.///[و به او گفتیم براى وفا به سوگند:] یک دسته‌اى ترکه به دستت برگیر و [همسرت را] با آن بزن و سوگند مشکن. همانا ما او را صبور یافتیم. چه نیکو بنده‌اى بود! به راستى او بسیار [به سوى خدا] بازگشت کننده بود/// [و به او گفتیم:] «یک بسته ترکه به دستت برگیر و [همسرت را] با آن بزن و سوگند مشکن.» ما او را شکیبا یافتیم. چه نیکوبنده‌اى! به راستى او توبه‌کار بود.///[او سوگند یاد کرده بود که به خاطر تخلف همسرش، او را تنبیه کند؛ اما چون همسرش وفادار بود به او گفتیم:] «دسته‌اى از شاخه‌هاى نازک گیاه به دست خود بگیر و با آن بزن، [تا بدن همسرت آزرده نشود.] و سوگند را مشکن!» ما ایوب را صابر یافتیم. او بنده‌ى خوبى بود، زیرا بسیار به درگاه ما روی می­آورد.///و (ایوب را گفتیم) دسته‌ای از چوبهای باریک (خرما) به دست گیر و (بر تن زن خود که بر زدنش قسم یاد کردی) بزن و عهد و قسمت را نشکن (و زن را هم بی گناه نیازار) ما ایوب را بنده صابری یافتیم، نیکو بنده‌ای بود که دایم رجوع و توجهش به درگاه ما بود.///و [به او به رعایت عهدی که کرده بود، گفتیم] دسته‌ای چوب ترکه به دستت بگیر، و با آن [همسرت را فقط یک بار] بزن، و سوگند مشکن، ما او را شکیبا یافتیم، چه نیکو بنده‌ای که تواب بود///(و به او گفتیم:) بسته‌ای از ساقه‌های گندم (یا مانند آن) را برگیر و با آن (همسرت را) بزن و سوگند خود را مشکن! ما او را شکیبا یافتیم؛ چه بنده خوبی که بسیار بازگشت‌کننده (به سوی خدا) بود!///و بگیر با دست خویش دسته‌ای (بسته‌ای) پس بزن بدان و سوگند نشکن همانا یافتیمش شکیبائی چه خوب بنده‌ای است او همانا او است بسیار بازگشت‌کننده‌///و (به او گفتیم:) «یک بسته ترکه‌ی نازک نرم به دستت بگیر. پس (همسرت را) با آن (به نرمی) بزن و سوگند (ت) را مشکن. ‌» ما همواره او را شکیبا یافتیم. چه نیکو بنده‌ای! به‌راستی او بسیار بازگشت‌کننده (سوی ما) است. quran_en_fa And commemorate Our Servants Abraham, Isaac, and Jacob, possessors of Power and Vision. و بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را یاد کن که دارای قدرت و بصیرت بودند.///و بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را یاد کن که دارای قدرت و بصیرت بودند.///بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب آن مردان قدرتمند و بابصیرت را یاد کن.///و یاد آور بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را که [در عبودیت‌] صاحبان قوت و بصیرت بودند///و بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را که نیرومند و دیده‌ور بودند به یادآور.///و بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را یاد کن که داراى قوت و بصیرت بودند.///و باز یاد کن از بندگان خاص ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب که همه (در انجام رسالت) صاحب اقتدار و بصیرت بودند.///و یاد کن بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را که همه توانمند [در عبادت‌] و دیده‌ور بودند///و به خاطر بیاور بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را، صاحبان دستها (ی نیرومند) و چشمها (ی بینا)!///و یاد کن بندگان ما ابراهیم و اسحق و یعقوب را دارندگان نیروها و دیده‌ها///و بندگانمان ابراهیم و اسحاق و یعقوب را - که نیرومندان و دیده‌وران بودند- به یاد آور. quran_en_fa Verily We did choose them for a special (purpose)- proclaiming the Message of the Hereafter. ما آنان را با [صفت بسیار پرارزش] یاد کردن سرای آخرت با اخلاصی ویژه خالص ساختیم.///ما آنان را با [صفت بسیار پرارزش] یاد کردن سرای آخرت با اخلاصی ویژه خالص ساختیم.///آنان را خصلت پاکدلى بخشیدیم تا یاد قیامت کنند.///ما آنها را با خصلتى بى‌آلایش که آخرت اندیشى بود خالص کردیم///ما آنان را با موهبت ویژه‌اى -که یادآورى آن سراى بود- خالص گردانیدیم.///ما آنان را با خلوص ویژه‌اى که یادآور سراى قیامت بود، خالص کردیم.///ما آنان را خالص و پاکدل برای تذکر سرای آخرت گردانیدیم.///ما آنان را به خصلتی ویژه ساختیم که آخرت اندیشی بود///ما آنها را با خلوص ویژه‌ای خالص کردیم، و آن یادآوری سرای آخرت بود!///همانا مخصوصشان داشتیم به خاصه‌ای یادآوردن آن سرای‌///ما همواره آنان را با پاک‌سازی ویژه‌ای - (که) یادآوری سرای (دنیا و آخرت است) - خالص گردانیدیم. quran_en_fa They were, in Our sight, truly, of the company of the Elect and the Good. به یقین آنان در پیشگاه ما از برگزیدگان و نیکان اند.///به یقین آنان در پیشگاه ما از برگزیدگان و نیکان اند.///آنها در نزد ما برگزیدگان و نیکانند.///و آنها در پیشگاه ما قطعا از برگزیدگان و نیکانند///و آنان در پیشگاه ما جدا از برگزیدگان نیکانند.///و آنان در پیشگاه ما از برگزیدگان و نیکانند.///و آنها نزد ما از برگزیدگان و خوبان عالم بودند.///و ایشان از نظر ما از برگزیدگان نیک بودند///و آنها نزد ما از برگزیدگان و نیکانند!///و همانند ایشانند نزد ما از برگزیدگان خوبان‌///و آنان به‌راستی در پیشگاهمان بی‌گمان از برگزیدگان (و) نیکانند. quran_en_fa And commemorate Isma'il, Elisha, and Zul-Kifl: Each of them was of the Company of the Good. و اسماعیل والیسع وذوالکفل را یاد کن و همه از نیکان اند.///و اسماعیل والیسع وذوالکفل را یاد کن و همه از نیکان اند.///و اسماعیل و الیسع و ذوالکفل را یاد کن که همه از نیکانند.///و یاد کن اسماعیل و یسع و ذو الکفل را [که‌] همه از نیکان بودند///و اسماعیل و یسع و ذوالکفل را به یاد آور [که‌] همه از نیکانند.///و اسماعیل و یسع و ذوالکفل را یاد کن که همه از نیکانند.///و باز یاد کن از اسماعیل و یسع و ذو الکفل که همه از نیکوان جهان بودند.///و یاد کن اسماعیل و الیسع و ذوالکفل را که همه از نیکان بودند///و به خاطر بیاور «اسماعیل» و «الیسع» و «ذا الکفل» را که همه از نیکان بودند!///و یاد کن اسمعیل و الیسع و ذوالکفل را و هر کدامند از نیکان‌///و اسماعیل و یسع و ذالکفل را به یاد آور و (اینان) همگان از نیکانند. quran_en_fa This is a Message (of admonition): and verily, for the righteous, is a beautiful Place of (Final) Return,- این [سرگذشت‌های سازنده] یادآوری و پند است؛ و بی تردید برای پرهیزکاران بازگشت گاه نیکویی خواهد بود.///این [سرگذشت‌های سازنده] یادآوری و پند است؛ و بی تردید برای پرهیزکاران بازگشت گاه نیکویی خواهد بود.///این قرآن پندى است، و پرهیزکاران را بازگشتى نیکوست؛///[این‌] یاد کردى است، و قطعا براى پرهیزکاران بازگشتگاهى نیکوست///این یادکردى است، و قطعا براى پرهیزگاران فرجامى نیک است.///این، یاد [ما از آنان در دنیا] است. و البته براى پرهیزکاران بازگشت‌گاهى نیکو خواهد بود.///این آیات پند و یاد آوری (نیکان) است، و البته در جهان جاودانی برای اهل تقوا بسیار نیکو منزلگاهی است.///این یاد کردی است و پرهیزگاران را نیک سرانجامی است‌///این یک یادآوری است، و برای پرهیزکاران فرجام نیکویی است:///این است یادآوریی و همانا پرهیزکاران است نکو بازگشتگاه‌///این یادواره‌ای است (بزرگ) و همواره برای پرهیزگاران بی‌گمان بازگشتی پیاپی و بس نیک است: quran_en_fa Gardens of Eternity, whose doors will (ever) be open to them; [آن بازگشت گاه] بهشت‌های جاویدانی است که درهایش را به روی آنان گشوده‌اند،///[آن بازگشت گاه] بهشت‌های جاویدانی است که درهایش را به روی آنان گشوده‌اند،///بهشتهاى جاویدان که در آن به رویشان گشاده است.///بهشت‌هاى جاویدانى که درهاى آنها به رویشان باز است///باغهاى همیشگى در حالى که درهاى [آنها] برایشان گشوده‌است.///باغ‌هاى جاودانه‌اى که درهایش به روى آنان گشوده است.///باغهای بهشت ابد که درهایش به روی آنان باز است.///بهشتهای عدن که درهایش برای ایشان گشوده است‌///باغهای جاویدان بهشتی که درهایش به روی آنان گشوده است،///بهشتهای جاودان گشوده است برای ایشان درها///باغ‌های با درختان سر‌درهم جاودان، حال آنکه درب‌ها (شان) برایشان بس گشوده‌است. quran_en_fa Therein will they recline (at ease): Therein can they call (at pleasure) for fruit in abundance, and (delicious) drink; در حالی که در آنجا بر تخت‌ها تکیه می‌زنند و میوه‌های فراوان و نوشیدنی مورد دلخواهشان را در آنجا می‌طلبند،///در حالی که در آنجا بر تخت‌ها تکیه می‌زنند و میوه‌های فراوان و نوشیدنی مورد دلخواهشان را در آنجا می‌طلبند،///در آنجا تکیه زده‌اند و هرگونه میوه و نوشیدنى که بخواهند مى‌طلبند.///در آن جا تکیه مى‌زنند [و] میوه‌هاى فراوان و نوشیدنى در آن جا طلب مى‌کنند///در آنجا تکیه مى‌زنند [و] میوه‌هاى فراوان و نوشیدنى در آنجا طلب مى‌کنند.///در آنجا [بر تخت‌ها] تکیه مى‌زنند. [و] میوه‌هاى فراوان و نوشیدنى در آنجا مى‌طلبند.///در آنجا بر تختها تکیه زنند و میوه‌های بسیار خوش و شراب می‌طلبند.///در آنجا تکیه [بر اورنگها] زدگانند، در آنجا میوه‌های بسیار، و نوشیدنی [ها] می‌طلبند///در حالی که در آن بر تختها تکیه کرده‌اند و میوه‌های بسیار و نوشیدنیها در اختیار آنان است!///تکیه کنندگانند در آنها خوانده شوند در آنها بسوی میوه فراوان و نوشابه‌///در آنجا تکیه‌زنان، میوه‌های فراوان و نوشیدنی (شان را) بخواهند. quran_en_fa And beside them will be chaste women restraining their glances, (companions) of equal age. و نزد آنان زنانی است که فقط به شوهرانشان عشق می‌ورزند، و با شوهرانشان هم سن و سال اند.///و نزد آنان زنانی است که فقط به شوهرانشان عشق می‌ورزند، و با شوهرانشان هم سن و سال اند.///زنانى همسال از آن گونه که جز به شوى خویش نظر ندارند نزد آنهایند.///و در کنارشان [دلبران‌] همسالى است که به همسران خود چشم دوزند///و نزدشان [دلبران‌] فروهشته‌نگاه همسال است.///و نزدشان همسرانى است [زیبا] که چشم از غیر فرومی‌بندند، و همتا و هم‌سال آنها هستند.///و در خدمت آنها حوران جوان شوهر دوست با عفتند.///و نزد آنان دوشیزگان همسال چشم فروهشته [/قانع به شوهر] هستند///و نزد آنان همسرانی است که تنها چشم به شوهرانشان دوخته‌اند، و همسن و سالند!///و نزد ایشان است زنان کوته مژگانی (که جز شوهر خویش را ننگرند) همسالان‌///و در نزدشان (همسرانی) با چشمان فروهشته، همسال و همسانند. quran_en_fa Such is the Promise made, to you for the Day of Account! [به آنان گویند:] این است آنچه شما را برای روز حساب وعده می‌دادند.///[به آنان گویند:] این است آنچه شما را برای روز حساب وعده می‌دادند.///این است آن چیزهایى که براى روز حساب به شما وعده داده‌اند.///این است آنچه براى روز حساب وعده داده مى‌شوید///این است آنچه براى روز حساب به شما وعده داده مى‌شد.///این است آنچه براى روز حساب به شما وعده داده مى‌شود.///این (نعمت ابد) همان است که در روز حساب به آنها وعده‌تان می‌دادند.///این است آنچه به شما برای روز حساب وعده داده شده بود///این همان است که برای روز حساب به شما وعده داده می‌شود (وعده‌ای تخلف ناپذیر)!///این است آنچه نوید داده می‌شوید برای روز شمار///این است آنچه برای روز حساب وعده داده می‌شوید. quran_en_fa Truly such will be Our Bounty (to you); it will never fail;- این بی تردید عطای ماست که برای آن پایانی نیست.///این بی تردید عطای ماست که برای آن پایانی نیست.///این رزق ماست که پایان نیافتنى است،///همانا این رزق ماست که تمامى ندارد/// [مى‌گویند:] «در حقیقت، این روزى ماست و آن را پایانى نیست.»///این روزی ماست که براى آن پایانى نیست.///این است همان رزق بی انتهای ابدی ما.///این همان رزق معین از جانب ماست که تمامی ندارد///این روزی ما است که هرگز آن را پایانی نیست!///همانا این است روزی ما نیستش پایانی‌///(می‌گویند:) «همواره، این به‌راستی روزی ماست. آن را هیچ نابودی نیست.» quran_en_fa Yea, such! but - for the wrong-doers will be an evil place of (Final) Return!- این [همه برای پرهیزکاران است]، و مسلما برای سرکشان، بدترین بازگشتگاه خواهد بود.///این [همه برای پرهیزکاران است]، و مسلما برای سرکشان، بدترین بازگشتگاه خواهد بود.///چنین است. و سرکشان را بدترین بازگشتهاست.///این است [حال بهشتیان‌] و [اما] براى طغیانگران واقعا بدترین بازگشتگاه است///این است [حال بهشتیان‌] و [اما] براى طغیانگران واقعا بد فرجامى است.///این [است پاداش بهشتیان]! و البته سرکشان بازگشت‌گاه بدى دارند:///حقیقت حال خوبان این است، و اهل کفر و طغیان را بدترین منزلگاه است.///چنین است، و سرکشان را بدترین سرانجام است‌///این (پاداش پرهیزگاران است)، و برای طغیانگران بدترین محل بازگشت است:///این و همانا گردنکشان را است بد بازگشتگاهی‌///این است (حال بهشتیان) و (اما) برای طغیانگران بی‌گمان بدترین بازگشتی است، quran_en_fa Hell!- they will burn therein, - an evil bed (indeed, to lie on)!- دوزخ که در آن وارد می‌شوند و چه بد آرامگاهی است!///دوزخ که در آن وارد می‌شوند و چه بد آرامگاهی است!///به جهنم مى‌روند که بد جایگاهى است.///جهنم که به آن در مى‌آیند، و بد آرامگاهى است///به جهنم درمى‌آیند، و چه بد آرامگاهى است.///دوزخ، که در آن وارد مى‌شوند. چه بد بستری است!///آنان به دوزخ در آیند که بسیار بد آرامگاهی است.///جهنم است که واردش می‌شوند و بد آرامگاهی است‌///دوزخ، که در آن وارد می‌شوند؛ و چه بستر بدی است!///دوزخ چشندش و چه زشت است آن بسترها///جهنم (که) می‌افروزندش. پس چه بد آرامگاهی است. quran_en_fa Yea, such! - then shall they taste it,- a boiling fluid, and a fluid dark, murky, intensely cold!- این آب جوشان و مایع چرکین متعفن است که باید آن را بچشند،///این آب جوشان و مایع چرکین متعفن است که باید آن را بچشند،///باید آب جوشان و چرک و خونابه دوزخیان را بنوشند.///این آب جوشان و چرکاب است که باید آن را بچشند///این جوشاب و چرکاب است، باید آن را بچشند.///این آب داغ و چرکابى است که باید آن را بچشند.///این است (از قهر حق عذابشان) و آنجا آب گرم عفن حمیم و غساق [حمیم: آب جوشان. غساق: زرداب چرکین گند آلود. (م)] را هم باید بچشند و بنوشند.///چنین است، آب جوش و چرکابه که باید بچشندش‌///این نوشابه «حمیم» و «غساق» است [= دو مایع سوزان و تیره رنگ‌] که باید از آن بچشند!///این پس بچشیدش آبی جوشان و چرکی گندآلود///این جوشاب و چرکابی بس گلوگیر است. پس باید آن را بچشند. quran_en_fa And other Penalties of a similar kind, to match them! و [جز اینها] عذاب‌های دیگری مانند آن دارند.///و [جز اینها] عذاب‌های دیگری مانند آن دارند.///و شکنجه‌هایى دیگر، از هر نوع.///و از همین گونه، انواع دیگر [عذاب‌ها]///و از همین گونه، انواع دیگر [عذابها]!///و عذاب‌هاى دیگرى مانند آن دارند.///و از این عذابهای گوناگون دیگر.///و عذابی دیگر است همانند آن به انواع و اقسام‌///و جز اینها کیفرهای دیگری همانند آن دارند!///و دیگری همانندش جفتهائی‌///و از همین‌گونه، نوعی دیگر همانندهاست! quran_en_fa Here is a troop rushing headlong with you! No welcome for them! truly, they shall burn in the Fire! [چون پیشوایان کفر به دوزخ درآیند، و پیروانشان را نیز راهی دوزخ کنند ندا رسد:] این گروهی [از پیروان شما] هستند که با فشار و زور با شما وارد دوزخ می‌شوند. [پیشوایان کفر در پاسخ ندا دهنده گویند:] خوش آمد و گشایشی بر آنان [که پیروان ما بودند] مباد، بی تردید آنان به آتش خواهند سوخت.///[چون پیشوایان کفر به دوزخ درآیند، و پیروانشان را نیز راهی دوزخ کنند ندا رسد:] این گروهی [از پیروان شما] هستند که با فشار و زور با شما وارد دوزخ می‌شوند. [پیشوایان کفر در پاسخ ندا دهنده گویند:] خوش آمد و گشایشی بر آنان [که پیروان ما بودند] مباد، بی تردید آنان به آتش خواهند سوخت.///این گروه با شما به آتش در مى‌آیند. خوش آمدشان مباد که به آتش مى‌افتند.///[اى رهبران کفر!] اینها گروهى هستند که با شما به اجبار [به آتش‌] داخل مى‌شوند. خوش آمدشان مباد! بى‌تردید آنها داخل آتش مى‌شوند///اینها گروهى‌اند که با شما به اجبار [در آتش‌] درمى‌آیند. بدا به حال آنها، زیرا آنان داخل آتش مى‌شوند.///[به پیشوایان گمراه گفته مى‌شود:] «این‌ها گروهى [از پیروان شما] هستند که همراه شما وارد [دوزخ] مى‌شوند.» [در پاسخ می‌گویند:] خوش آمدى براى آنان نیست، زیرا که به آتش درافتند.»///این گروهی هستند که با شما (رؤسای کفر و ضلالت) به دوزخ در آمدند (در این حال رؤسا گویند) بدا بر حال اینان که در عذاب آتش فروزان شدند.///این گروهی است که همراه با شما به دوزخ فرو رفته‌اند، خوشامدی نیست ایشان را، چرا که به آتش دوزخ در آینده‌اند///(به آنان گفته می‌شود:) این گروهی است که همراه شما وارد دوزخ می‌شوند (اینها همان سران گمراهیند)؛ خوشامد بر آنها مباد، همگی در آتش خواهند سوخت!///این است گروهی فرورونده با شما نباد خوش آمد بر ایشان همانند آنانند چشندگان آتش‌///این گروهی است که با شما ناگزیر (در آتش) درمی‌آیند (و) هیچ‌گونه شادباشی برایشان نیست. بی‌گمان آنان آتش‌افروزانند. quran_en_fa (The followers shall cry to the misleaders:) "Nay, ye (too)! No welcome for you! It is ye who have brought this upon us! Now evil is (this) place to stay in!" [پیروان به پیشوایان] گویند: بلکه بر شما خوش آمد و گشایشی مباد، شما این عذاب را از پیش برای ما فراهم کردید، و چه بد قرارگاهی است.///[پیروان به پیشوایان] گویند: بلکه بر شما خوش آمد و گشایشی مباد، شما این عذاب را از پیش برای ما فراهم کردید، و چه بد قرارگاهی است.///گویند: نه، خوش آمد شما را مباد. شما این عذاب را پیشاپیش براى ما فرستاده بودید، چه بد جایگاهى است.///[آنها به رؤساى خود] مى‌گویند: بلکه بر خود شما خوش آمد مباد! این [عذاب‌] را شما براى ما از پیش فراهم آوردید، و چه بدقرارگاهى است/// [به رؤساى خود] مى‌گویند: «بلکه بر خود شما خوش مباد! این [عذاب‌] را شما خود براى ما از پیش فراهم آوردید، و چه بد قرارگاهى است.»///[پیروان به رهبران] می‌گویند: «بلکه خوش­آمد بر شما مباد، که شما این عذاب را براى ما پیش فرستادید. پس چه جایگاه بدى است!»///اهل دوزخ در جواب (رؤسایشان) گویند: بلکه بدا بر احوال خود شما، زیرا شما آن را برای ما پیش فرستادید (و سبب شدید)، که بسیار آرامگاه بدی است.///گویند شما را خوشامدی نباشد، شما بودید که آن راه را پیش پای ما گذاشتید، پس چه بد قرارگاهی است‌///آنها (به رؤسای خود) می‌گویند: «بلکه خوشامد بر شما مباد که این عذاب را شما برای ما فراهم ساختید! چه بد قرارگاهی است اینجا!»///گفتند بلکه شما نباد خوش آمد بر شما شما پیش فرستادید آن را برای ما پس چه زشت است آن آرامگاه‌///گفتند: «بلکه شما هرگز شادباشی برایتان نیست، به سبب آنچه پیش فرستادید. پس چه بد قرارگاهی است.» quran_en_fa They will say: "Our Lord! whoever brought this upon us,- Add to him a double Penalty in the Fire!" می‌گویند: پروردگارا! هر کس این عذاب را از پیش برای ما فراهم آورده است، برای او در آتش عذابی دو چندان بیفزا.///می‌گویند: پروردگارا! هر کس این عذاب را از پیش برای ما فراهم آورده است، برای او در آتش عذابی دو چندان بیفزا.///گویند: اى پروردگار ما، هر کس که این عذاب را پیشاپیش براى ما آماده کرده است عذابش را در آتش دو چندان افزون کن.///مى‌گویند: پروردگارا! هر کس این [عذاب‌] را براى ما پیش فرستاده عذاب او را در آتش دو چندان کن///مى‌گویند: «پروردگارا، هر کس این [عذاب‌] را از پیش براى ما فراهم آورده، عذاب او را در آتش دو چندان کن.»///می‌گویند: پروردگارا! هرکس این عذاب را براى ما فراهم ساخته است، بر عذاب او در آتش [دوزخ] دو برابر بیافزا!»///باز تابعان به درگاه خدا عرض کنند: پروردگارا، آن کس که برای ما این عذاب را پیش فرستاد تو در آتش، عذابش را چندین برابر بیفزا.///گویند پروردگارا هر کس که این را پیش پای ما گذاشته است، عذابش را در آتش دوزخ دو چندان بیفزای‌///(سپس) می‌گویند: «پروردگارا! هر کس این عذاب را برای ما فراهم ساخته، عذابی مضاعف در آتش بر او بیفزا!»///گفتند پروردگارا هر که پیش فرستاد برای ما این را بیفزایش عذابی دو برابر در آتش‌///گفتند: «پروردگارمان! هر کس این (عذاب) را برای ما پیش فرستاد، عذابش را در آتش چندان کن.» quran_en_fa And they will say: "What has happened to us that we see not men whom we used to number among the bad ones? و می‌گویند: ما را چه شده که [مردان مؤمن و شایسته] ای که از اشرارشان می‌شمردیم، نمی‌بینیم.///و می‌گویند: ما را چه شده که [مردان مؤمن و شایسته] ای که از اشرارشان می‌شمردیم، نمی‌بینیم.///و گویند: چرا مردانى را که از اشرار مى‌شمردیم اکنون نمى‌بینیم؟///و [دوزخیان‌] گویند: چرا مردانى را که از بدان مى‌شمردیم در این جا نمى‌بینیم///و مى‌گویند: «ما را چه شده است که مردانى را که ما آنان را از [زمره‌] اشرار مى‌شمردیم نمى‌بینیم؟///و می‌گویند: «چرا مردانى را که ما آنها را از اشرار مى‌شمردیم، نمى‌بینیم؟///و (اهل دوزخ با یکدیگر) گویند: چه شده که ما مردانی (مؤمن) را که از سفله و اشرار می‌شمردیم نمی‌بینیم؟///و گویند ما را چه شده است که مردانی را که از بد کرداران می‌شمردیمشان، [در اینجا] نمی‌بینیم؟///آنها می‌گویند: «چرا مردانی را که ما از اشرار می‌شمردیم (در اینجا، در آتش دوزخ) نمی‌بینیم؟!///و گفتند چه شود ما را نبینیم مردانی را که بودیم می‌شمردیمشان از بدان‌///و گفتند: «ما را چه شده است، که مردانی را که ما آنان را از (زمره‌ی) اشرار برمی‌شمرده‌ایم (اینجا) نمی‌بینیم‌؟» quran_en_fa "Did we treat them (as such) in ridicule, or have (our) eyes failed to perceive them?" آیا ما آنان را به ناحق به مسخره گرفتیم [و اکنون در بهشت جای دارند] یا [در دوزخ اند و] دیدگان ما به آنان نمی‌افتد؟!///آیا ما آنان را به ناحق به مسخره گرفتیم [و اکنون در بهشت جای دارند] یا [در دوزخ اند و] دیدگان ما به آنان نمی‌افتد؟!///آنان را به مسخره مى‌گرفتیم. آیا از نظرها دور مانده‌اند؟///آیا ما آنها را [که در دنیا] به ریشخند گرفتیم [اهل نجات بوده‌اند] یا چشم‌ها [ى ما] بر آنها نمى‌افتد///آیا آنان را [در دنیا] به ریشخند مى‌گرفتیم یا چشمها [ى ما] بر آنها نمى‌افتد؟»///آیا ما [به ناحق] آنان را به مسخره مى‌گرفتیم؟ [و امروز اهل بهشتند؟ یا آن که در دوزخند،] و چشمان ما به آنها نمى‌افتد؟»///آیا (چون) ما آنها را (در دنیا) مسخره و استهزاء می‌کردیم (اینک به دوزخ در نیامده‌اند)؟ یا (آنها اهل دوزخ هستند و) چشمان ما بر آنها نمی‌افتد؟///آیا آنان را به ریشخند گرفته‌ایم، یا چشمها [مان‌] بر ایشان نمی‌افتد؟///آیا ما آنان را به مسخره گرفتیم یا (به اندازه‌ای حقیرند که) چشمها آنها را نمی‌بیند؟!///آیا گرفتیمشان به مسخره یا لغزید از ایشان دیدگان‌///«آیا آنان را (در دنیا) به ریشخند می‌گرفتیم یا چشم‌ها (ی‌مان) از آنان منحرف و منصرف شده است‌؟» quran_en_fa Truly that is just and fitting,- the mutual recriminations of the People of the Fire! این گفتگو و مجادله اهل آتش حتمی و واقع شدنی است.///این گفتگو و مجادله اهل آتش حتمی و واقع شدنی است.///این جدال اهل جهنم با یکدیگر چیزى است که به حقیقت واقع شود.///بى‌تردید، این جدال اهل جهنم یک واقعیت است///این مجادله اهل آتش قطعا راست است.///همانا مجادله‌ى اهل آتش حتمى و واقع‌شدنى است.///این منازعه اهل آتش دوزخ محقق و حتمی است.///بی‌گمان ستیزه دوزخیان با همدیگر حق است‌///این یک واقعیت است گفتگوهای خصمانه دوزخیان!///همانا این است حق ستیزه کردن اهل آتش‌///این (ذلت) به‌راستی راست و بسی پای‌برجاست: مجادله‌ی اهل آتش. quran_en_fa Say: "Truly am I a Warner: no god is there but the one Allah, Supreme and Irresistible,- بگو: من فقط بیم دهنده‌ام، و هیچ معبودی جز خدای یگانه قهار نیست.///بگو: من فقط بیم دهنده‌ام، و هیچ معبودی جز خدای یگانه قهار نیست.///بگو: جز این نیست که من بیم‌دهنده‌اى هستم و هیچ خدایى جز خداى یکتاى قهار نیست.///بگو: من تنها یک بیم دهنده‌ام و جز خداى یگانه قهار معبودى نیست///بگو: «من فقط هشداردهنده‌اى هستم، و جز خداى یگانه قهار معبودى دیگر نیست.///بگو: «من فقط بیم‌دهنده‌ام. و هیچ معبودى جز خداوند یکتاى قهار نیست.///بگو که من رسولی منذر (و ناصح) بیش نیستم و جز خدای فرد قهار (که بر همه عالم غالب و قاهر است) خدایی نیست.///بگو من فقط هشداردهنده‌ام و خدایی جز خداوند یگانه قهار نیست‌///بگو: «من تنها یک بیم‌دهنده‌ام؛ و هیچ معبودی جز خداوند یگانه قهار نیست!///بگو جز این نیست که منم ترساننده و نیست خداوندی جز خدای یگانه خشم‌آور///بگو: «من تنها هشداردهنده‌ای هستم و جز خدای یگانه‌ی قهار معبودی دگر نیست.» quran_en_fa "The Lord of the heavens and the earth, and all between,- Exalted in Might, able to enforce His Will, forgiving again and again." پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست، توانای شکست ناپذیر و بسیار آمرزنده است.///پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست، توانای شکست ناپذیر و بسیار آمرزنده است.///آن پیروزمند و آمرزنده، پروردگار آسمانها و زمین و هر چه میان آنهاست.///پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست که توانا و آمرزنده است///پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، همان شکست‌ناپذیر آمرزنده.///پروردگار آسمان‌ها و زمین، و آنچه میان آن دو است. [خداوند] نفوذناپذیر و بسیار آمرزنده.»///آفریننده آسمانها و زمین و هر چه بین آنهاست، همان خدای مقتدر و بسیار آمرزنده.///پروردگار آسمانها و زمین و مابین آنها که پیروزمند آمرزگار است‌///پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، پروردگار عزیز و غفار!»///پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است مهتر آمرزگار///«پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است. (همان) عزیز بسی پوشنده‌.» quran_en_fa Say: "That is a Message Supreme (above all),- بگو: این [قرآن من] خبری بزرگ است،///بگو: این [قرآن من] خبری بزرگ است،///بگو: این خبرى بزرگ است،///بگو: این خبرى بزرگ است///بگو: «این خبرى بزرگ است،///بگو: «این [قرآن] خبرى بزرگ است،///بگو آن (حکایت که از قیامت و اهل بهشت و دوزخ برای شما آوردم) خبر بزرگ عالم است.///بگو آن خبری است بس بزرگ‌///بگو: «این خبری بزرگ است،///بگو آن داستانی است بزرگ‌///بگو: «آن خبری مهم (و) بزرگ است.» quran_en_fa "From which ye do turn away! که شما از آن روی می‌گردانید.///که شما از آن روی می‌گردانید.///که شما از آن اعراض مى‌کنید.///[که‌] شما از آن رویگردانید/// [که‌] شما از آن روى برمى‌تابید.///که شما از آن روی‌گردانید.///(و دریغا که) شما از شنیدن آن خبر بزرگ اعراض می‌کنید.///که شما از آن رویگردانید///که شما از آن روی‌گردانید!///که شمائید از او روی‌گردانان‌///«شما از آن روی برمی‌تابید.» quran_en_fa "No knowledge have I of the Chiefs on high, when they discuss (matters) among themselves. من از ملأ اعلی هنگامی که [درباره آفرینش آدم] مجادله می‌کردند، هیچ خبری ندارم.///من از ملأ اعلی هنگامی که [درباره آفرینش آدم] مجادله می‌کردند، هیچ خبری ندارم.///هنگامى که با یکدیگر جدال مى‌کردند من خبرى از ساکنان عالم بالا نداشتم.///مرا از ساکنان عالم بالا به هنگامى که [در باره‌ى خلقت آدم‌] مخاصمه مى‌کردند هیچ آگاهى نیست///مرا در باره ملاء اعلى هیچ دانشى نبود آنگاه که مجادله مى‌کردند.///من دانشى به عالم بالا نداشتم، آن‌گاه که [فرشتگان درباره‌ی آفرینش آدم‌] مجادله مى‌کردند.///مرا بر فرشتگان عالم بالا که (در قضیه خلق آدم یا غیر آن) خصومت و گفتگو داشتند علمی (پیش از وحی خدا) نبود.///مرا هیچ آگاهی از ملأاعلی نیست، آنگاه که [فرشتگان‌] مجادله کردند///من از ملأ اعلی (و فرشتگان عالم بالا) به هنگامی که (درباره آفرینش آدم) مخاصمه می‌کردند خبر ندارم!///نیست مرا دانائی به گروه بالا گاهی که می‌ستیزند///«مرا درباره‌ی ملأ اعلی هیچ آگاهی نبوده است، چون با هم مجادله می‌کردند.» quran_en_fa 'Only this has been revealed to me: that I am to give warning plainly and publicly." به من وحی نمی‌شود جز برای اینکه بیم دهنده‌ای آشکارم.///به من وحی نمی‌شود جز برای اینکه بیم دهنده‌ای آشکارم.///تنها از آن روى به من وحى مى‌شود که بیم‌دهنده‌اى روشنگر هستم.///تنها از آن جهت به من وحى مى‌شود که من فقط بیم دهنده‌اى آشکارم///به من هیچ [چیز] وحى نمى‌شود، جز اینکه من هشداردهنده‌اى آشکارم.///به من چیزى وحى نمى‌شود، مگر از آن رو که من هشداردهنده‌اى آشکارم.»///و به من وحی نمی‌رسد جز اینکه من با بیان روشن و آشکار (خلق را از عذاب خدا) بترسانم.///به من وحی نمی‌شود جز در این باب که من هشداردهنده‌ای آشکارم‌///تنها چیزی که به من وحی می‌شود این است که من انذارکننده آشکاری هستم!»///وحی نمی‌شود به من جز آنکه منم ترساننده آشکار///«به من هیچ (چیز) وحی نمی‌شود، جز اینکه تنها من به‌راستی هشداردهنده‌ای روشنگرم.» quran_en_fa Behold, thy Lord said to the angels: "I am about to create man from clay: [یاد کن] هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: همانا من بشری از گل خواهم آفرید.///[یاد کن] هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: همانا من بشری از گل خواهم آفرید.///پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشرى را از گل مى‌آفرینم.///آن‌گاه که پروردگارت به فرشتگان گفت: من آفریننده‌ى بشرى از گل خواهم بود///آنگاه که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشرى را از گل خواهم آفرید.///آن‌گاه که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشرى از گل می‌آفرینم.///(یاد کن) هنگامی که خدایت به فرشتگان گفت که من بشری از گل خواهم آفرید.///چنین بود که پروردگارت به فرشتگان فرمود همانا من آفریننده انسانی از گل هستم‌///و به خاطر بیاور هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل می‌آفرینم!///هنگامی که گفت پروردگارت به فرشتگان من آفریننده بشری از گل‌///چون پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بی‌گمان آفریننده‌ی بشری از گل هستم‌.» quran_en_fa "When I have fashioned him (in due proportion) and breathed into him of My spirit, fall ye down in obeisance unto him." پس زمانی که اندامش را درست و نیکو نمودم و از روح خود در او دمیدم، برای او سجده کنید.///پس زمانی که اندامش را درست و نیکو نمودم و از روح خود در او دمیدم، برای او سجده کنید.///چون تمامش کردم و در آن از روح خود دمیدم، همه سجده‌اش کنید.///پس چون او را [کاملا] نظام بخشیدم و از روح خویش در وى دمیدم براى او به سجده افتید///پس چون او را [کاملا] درست کردم و از روح خویش در آن دمیدم، سجده‌کنان براى او [به خاک‌] بیفتید.»///پس همین که او را استوارش ساختم و از روح خود در او دمیدم، سجده‌کنان براى او به خاک بیافتید.»///پس آن گاه که او را به خلقت کامل بیاراستم و از روح خود در او بدمیدم بر او به سجده در افتید.///پس چون او را استوار بپرداختم، و در آن از روح خود دمیدم برای او به سجده در افتید///هنگامی که آن را نظام بخشیدم و از روح خود در آن دمیدم، برای او به سجده افتید!»///تا گاهی که درستش کردم و دمیدم در او از روح خویش پس بیفتید برایش سجده‌کنان‌///«پس هنگامی‌که درستش کردم و از روح برگزیده‌ (ی آفرینش) ام در او دمیدم، سجده‌کنان برای او (در برابر من) فرو افتید.» quran_en_fa So the angels prostrated themselves, all of them together: پس فرشتگان همه با هم سجده کردند؛///پس فرشتگان همه با هم سجده کردند؛///همه فرشتگان سجده کردند.///پس همه فرشتگان یکسره سجده کردند///پس همه فرشتگان یکسره سجده کردند.///پس فرشتگان همه با هم سجده کردند.///پس تمام فرشتگان بدون استثنا سجده کردند.///آنگاه فرشتگان همگی سجده کردند///در آن هنگام همه فرشتگان سجده کردند،///پس سجده کردند فرشتگان همگی با هم‌///پس فرشتگان همگان با هم سجده کردند. quran_en_fa Not so Iblis: he was haughty, and became one of those who reject Faith. مگر ابلیس که تکبر ورزید و از کافران شد.///مگر ابلیس که تکبر ورزید و از کافران شد.///مگر ابلیس که بزرگى فروخت و از کافران شد.///مگر ابلیس که بزرگى فروخت و از کافران شد///مگر ابلیس [که‌] تکبر نمود و از کافران شد.///مگر ابلیس که تکبر ورزید و از کافران بود.///مگر شیطان که غرور و تکبر ورزید و از زمره کافران گردید.///مگر ابلیس که استکبار ورزید و از کافران شد///جز ابلیس که تکبر ورزید و از کافران بود!///مگر ابلیس که برتری جست و شد از کافران‌///مگر ابلیس (که) تکبر جست و از کافران بود. quran_en_fa (Allah) said: "O Iblis! What prevents thee from prostrating thyself to one whom I have created with my hands? Art thou haughty? Or art thou one of the high (and mighty) ones?" [خدا] فرمود: ای ابلیس! تو را چه چیزی از سجده کردن بر آنچه که با دستان قدرت خود آفریدم، بازداشت؟ آیا تکبر کردی یا از بلند مرتبه گانی؟///[خدا] فرمود: ای ابلیس! تو را چه چیزی از سجده کردن بر آنچه که با دستان قدرت خود آفریدم، بازداشت؟ آیا تکبر کردی یا از بلند مرتبه گانی؟///گفت: اى ابلیس، چه چیز تو را از سجده کردن در برابر آنچه من با دو دست خود آفریده‌ام منع کرد؟ آیا بزرگى فروختى یا مقامى ارجمند داشتى؟///گفت: اى ابلیس! چه چیز تو را بازداشت از این که براى چیزى که به دستان قدرت خود آفریدم سجده کنى؟ آیا خود را بزرگ پنداشتى یا [واقعا] از بلند پایگان بودى///فرمود: «اى ابلیس، چه چیز تو را مانع شد که براى چیزى که به دستان قدرت خویش خلق کردم سجده آورى؟ آیا تکبر نمودى یا از [جمله‌] برترى‌جویانى؟»///[خداوند] فرمود: «اى ابلیس! چه چیز مانع تو شد که براى موجودى که به دستان [قدرت] خویش آفریدم، سجده کنى؟ تکبر کردى یا از بلندمرتبه‌ها بودی؟!»///خدا به شیطان فرمود: ای ابلیس، تو را چه مانع شد که به موجودی (با قدر و شرافت) که من به دو دست (علم و قدرت) خود آفریدم سجده کنی؟ آیا تکبر و نخوت کردی یا از فرشتگان بلند رتبه عالم قدس اعلا بودی (که نمی‌بایست سجده کنند).///فرمود ای ابلیس چه چیزی تو را از سجده به آنچه با دستان خویش آفریده‌ام، بازداشت؟ آیا استکبار ورزیدی یا از بلندمرتبگان بودی؟///گفت: «ای ابلیس! چه چیز مانع تو شد که بر مخلوقی که با قدرت خود او را آفریدم سجده کنی؟! آیا تکبر کردی یا از برترینها بودی؟! (برتر از اینکه فرمان سجود به تو داده شود!)»///گفت ای ابلیس چه بازداشت تو را از آنچه سجده کنی برای آنچه آفریدم با دستهایم آیا کبر ورزیدی یا شدی از برتری‌جویان‌///فرمود: «ای ابلیس! چه چیز تو را مانع شد برای چیزی که به دو دست (قدرت) خویش آفریدم سجده آوری‌؟ آیا تکبر نمودی یا از مهتران و برجستگان بوده‌ای‌؟» quran_en_fa (Iblis) said: "I am better than he: thou createdst me from fire, and him thou createdst from clay." گفت: من از او بهترم، مرا از آتش آفریدی و او را از گل ساختی.///گفت: من از او بهترم، مرا از آتش آفریدی و او را از گل ساختی.///گفت: من از او بهترم. مرا از آتش آفریده‌اى و او را از گل.///گفت: من از او بهترم، مرا از آتش و او را از گل آفریدى///گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده‌اى و او را از گل آفریده‌اى.»///ابلیس گفت: من از او بهترم! مرا از آتش آفریده‌اى، و او را از گل!»///شیطان گفت: من از او بهترم، که مرا از آتش (نورانی سرکش) و او را از گل (تیره پست) خلقت کرده‌ای.///گفت من بهتر از او هستم، [چرا] که مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل آفریده‌ای‌///گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل!»///گفت من بهترم از او مرا آفریدی از آتش و آفریدی او را از گل‌///گفت: «من از او بهترم‌؛ مرا از آتش آفریدی و او را از گل آفریدی.» quran_en_fa (Allah) said: "Then get thee out from here: for thou art rejected, accursed. [خدا] گفت: از آن [جایگاه] بیرون رو که بی تردید تو رانده شده‌ای؛///[خدا] گفت: از آن [جایگاه] بیرون رو که بی تردید تو رانده شده‌ای؛///گفت: از اینجا بیرون شو که تو مطرودى.///گفت: پس، از آن بیرون شو، که تو مطرودى///فرمود: «پس، از آن [مقام‌] بیرون شو، که تو رانده‌اى.///[خداوند] فرمود: «پس، از این درگاه بیرون شو که تو رانده شده‌اى!///خدا فرمود (ای شیطان جاهل خودبین) اینک از این جایگاه بیرون رو که تو (غرور و تکبر کردی و) سخت رانده درگاه ما شدی.///فرمود از آنجا بیرون شو که تو مطرودی‌///فرمود: «از آسمانها (و صفوف ملائکه) خارج شو، که تو رانده درگاه منی!///گفت پس برون شو از آن که توئی رانده‌///فرمود: «پس، از آن (باغ) برون شو، پس تو بی‌گمان رانده شده‌ای.» quran_en_fa "And My curse shall be on thee till the Day of Judgment." و حتما لعنت من تا روز قیامت بر تو باد.///و حتما لعنت من تا روز قیامت بر تو باد.///و تا روز قیامت لعنت من بر توست.///و تا روز جزا لعنت من بر توست///و تا روز جزا لعنت من بر تو باد.»///و لعنت من تا روز رستاخیز بر تو خواهد بود.»///و بر تو لعنت (و غضب) من تا روز جزا حتمی و محقق است.///و لعنت من تا روز جزا بر تو خواهد بود///و مسلما لعنت من بر تو تا روز قیامت خواهد بود!///و همانا بر تو است لعن من تا روز دین‌///«و تا روز بروز طاعت [: قیامت] همواره بر تو لعنت و دورباش من است.» quran_en_fa (Iblis) said: "O my Lord! Give me then respite till the Day the (dead) are raised." گفت: پروردگارا! مرا تا روزی که مردم برانگیخته می‌شوند، مهلت ده.///گفت: پروردگارا! مرا تا روزی که مردم برانگیخته می‌شوند، مهلت ده.///گفت: اى پروردگار من، مرا تا روزى که از نو زنده شوند مهلت ده.///گفت: پروردگارا! پس مرا تا روزى که برانگیخته مى‌شوند مهلت ده///گفت: «پروردگارا، پس مرا تا روزى که برانگیخته مى‌شوند مهلت ده.»///[ابلیس] گفت: «پروردگارا! پس مرا تا روزى که [خلایق] برانگیخته مى‌شوند، مهلت ده.»///شیطان عرض کرد: پروردگارا، پس مهلتم ده که تا روز قیامت زنده مانم.///گفت پروردگارا پس مرا تا روزی که [مردمان‌] برانگیخته شوند مهلت ده‌///گفت: «پروردگارا! مرا تا روزی که انسانها برانگیخته می‌شوند مهلت ده!»///گفت پروردگارا پس مهلتم ده تا روزی که برانگیخته شوند///گفت: «پروردگارم! پس مرا تا روزی که برانگیخته می‌شوند مهلت ده.» quran_en_fa (Allah) said: "Respite then is granted thee- [خدا] گفت: تو از مهلت یافتگانی،///[خدا] گفت: تو از مهلت یافتگانی،///گفت: تو از مهلت یافتگانى،///گفت: حتما تو از مهلت یافتگانى///فرمود: «در حقیقت، تو از مهلت‌یافتگانى،///[خداوند] فرمود: «تو از مهلت داده‌شدگانى!///خدا فرمود: از مهلت یافتگانت قرار دادیم.///فرمود [پذیرفتم‌] تو از مهلت یافتگانی‌///فرمود: «تو از مهلت داده‌شدگانی،///گفت همانا توئی از مهلت‌دادگان‌///فرمود: «پس بی‌گمان، تو از مهلت‌یافتگانی» quran_en_fa "Till the Day of the Time Appointed." تا زمانی معین و معلوم.///تا زمانی معین و معلوم.///تا آن روز معین معلوم.///تا روز وقت معلوم شده///تا روز معین معلوم.»///[اما] تا روز و زمانى معین.»///تا روز معین و وقت معلوم (که صلاح نظام عالم می‌دانیم).///تا روز آن هنگام معین‌///ولی تا روز و زمان معین!»///تا روز هنگام دانسته‌///«تا روز وقت معلوم» [: قیامت مرگ]. quran_en_fa (Iblis) said: "Then, by Thy power, I will put them all in the wrong,- گفت: به عزتت سوگند همه آنان را گمراه می‌کنم،///گفت: به عزتت سوگند همه آنان را گمراه می‌کنم،///گفت: به عزت تو سوگند که همگان را گمراه کنم،///[ابلیس‌] گفت: پس به عزت تو سوگند که بى‌تردید همه‌شان را گمراه خواهم کرد/// [شیطان‌] گفت: «پس به عزت تو سوگند که همگى را جدا از راه به در مى‌برم،///[ابلیس] گفت: «به عزتت سوگند که همه را گمراه خواهم کرد.///شیطان گفت: به عزت و جلال تو قسم که خلق را تمام گمراه خواهم کرد.///گفت [سوگند] به عزت تو که همگی آنان را گمراه خواهم ساخت‌///گفت: «به عزتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد،///گفت پس به عزتت سوگند هر آینه گمراهشان سازم همگی‌///گفت: «پس به عزتت سوگند (که) همگان را بی‌گمان بس گمراه می‌کنم.» quran_en_fa "Except Thy Servants amongst them, sincere and purified (by Thy Grace)." مگر بندگان خالص شده‌ات را.///مگر بندگان خالص شده‌ات را.///مگر آنها که از بندگان مخلص تو باشند.///مگر آن بندگان خالص تو از میان آنها///مگر آن بندگان پاکدل تو را.»///مگر بندگان خالص شده‌ات را.»///مگر خاصان از بندگانت را که دل از غیر بریدند و برای تو خالص شدند.///مگر از میان آنان، آن بندگانت را که اخلاص یافته‌اند///مگر بندگان خالص تو، از میان آنها!»///جز بندگان تو از ایشان آن ناآلودگان‌///«مگر بندگان اخلاص‌یافته‌ات را.» quran_en_fa (Allah) said: "Then it is just and fitting- and I say what is just and fitting- [خدا] گفت: سوگند به حق و فقط حق را می‌گویم///[خدا] گفت: سوگند به حق و فقط حق را می‌گویم///گفت: حق است و آنچه مى‌گویم راست است.///گفت: حق است و حق را مى‌گویم///فرمود: «حق [از من‌] است و حق را مى‌گویم:///[خداوند] فرمود: «به حق سوگند، و حق مى‌گویم،///خدا فرمود: به حق سوگند و کلام من حق و حقیقت است.///فرمود حق است و حق را می‌گویم‌///فرمود: «به حق سوگند، و حق می‌گویم،///گفت پس حق است و حق را گویم‌///فرمود: «پس (من تمامی) حق (هستم) و (همه‌ی) حق را می‌گویم (که)،» quran_en_fa "That I will certainly fill Hell with thee and those that follow thee,- every one." که بی تردید دوزخ را از تو و آنان که از تو پیروی کنند، از همگی پر خواهم کرد///که بی تردید دوزخ را از تو و آنان که از تو پیروی کنند، از همگی پر خواهم کرد///که جهنم را از تو و از همه پیروانت پر کنم.///به طور حتم و یقین جهنم را از تو و پیروانت یکسره پر خواهم کرد///هرآینه جهنم را از تو و از هر کس از آنان که تو را پیروى کند، از همگى‌شان، خواهم انباشت.»///که دوزخ را از تو، و تمام کسانى که از تو پیروى کنند، پر خواهم کرد.»///که جهنم را از (جنس) تو و پیروانت از آنان تمام پر خواهم کرد.///که جهنم را از تو و همه کسانی از آنان که از تو پیروی می‌کنند، آکنده خواهم ساخت‌///که جهنم را از تو و هر کدام از آنان که از تو پیروی کند، پر خواهم کرد!»///که همانا آکنده سازم دوزخ را از تو و از آنان که پیرویت کنند از ایشان همگی‌///«همواره جهنم را از تو و از هر کس از آنان که تو را پیروی کرد، از همگیشان، بی‌گمان خواهم انباشت.» quran_en_fa Say: "No reward do I ask of you for this (Qur'an), nor am I a pretender. بگو: من برای ابلاغ دین هیچ پاداشی از شما نمی‌خواهم و از کسانی که چیزی را از نزد خود می‌سازند [و ادعای باطل می‌کنند] نیستم.///بگو: من برای ابلاغ دین هیچ پاداشی از شما نمی‌خواهم و از کسانی که چیزی را از نزد خود می‌سازند [و ادعای باطل می‌کنند] نیستم.///بگو: من از شما مزدى نمى‌طلبم و نیستم از آنان که به دروغ چیزى بر خود مى‌بندند.///بگو: مزدى بر این [رسالت‌] از شما طلب نمى‌کنم و من از کسانى نیستم که [این رسالت را] بر خود ببندم///بگو: «مزدى بر این [رسالت‌] از شما طلب نمى‌کنم و من از کسانى نیستم که چیزى از خود بسازم و به خدا نسبت دهم.///[اى پیامبر! به مردم] بگو: «من از شما برای رسالتم پاداشى نمى‌طلبم، و از کسانى نیستم که چیزى را از نزد خود مى‌سازند [و ادعاى باطل دارند].///(ای رسول، به امت) بگو: من مزد رسالت از شما نمی‌خواهم و من (بی حجت و برهان الهی مقام وحی و رسالت را) بر خود نمی‌بندم.///بگو برای آن [رسالت‌] از شما مزدی نمی‌طلبم، و من از بر خود بستگان نیستم‌///(ای پیامبر!) بگو: «من برای دعوت نبوت هیچ پاداشی از شما نمی‌طلبم، و من از متکلفین نیستم! (سخنانم روشن و همراه با دلیل است!)»///بگو نپرسم شما را بر آن مزدی و نیستم من از رنج‌دهندگان‌///بگو: «(من) هیچ مزدی بر این (قرآن) از شما نمی‌خواهم. و من از کسانی نیستم که خود را (برای شما) به زحمت و رنج طاقت‌فرسا افکنم.» quran_en_fa "This is no less than a Message to (all) the Worlds. آن [قرآن را که بر شما می‌خوانم] جز مایه تذکر و پندی برای جهانیان نیست.///آن [قرآن را که بر شما می‌خوانم] جز مایه تذکر و پندی برای جهانیان نیست.///و این جز اندرزى براى مردم جهان نیست.///و این [قرآن‌] جز تذکارى براى جهانیان نیست///این [قرآن‌] جز پندى براى جهانیان نیست.///این [قرآن] تذکر و پندى براى جهانیان است.///این قرآن نیست جز اندرز و پند برای اهل عالم.///این جز پندی برای جهانیان نیست‌///این (قرآن) تذکری برای همه جهانیان است؛///نیست آن جز یادآوریی برای جهانیان‌///«این (قرآن) جز یادواره‌ای برای جهانیان نیست.» quran_en_fa "And ye shall certainly know the truth of it (all) after a while." و بی تردید پس از مدتی خبر [صدق حقانیت و ظهور عینی آیات و وعده‌های] آن را خواهید دانست.///و بی تردید پس از مدتی خبر [صدق حقانیت و ظهور عینی آیات و وعده‌های] آن را خواهید دانست.///و تو بعد از این از خبر آن آگاه خواهى شد.///و قطعا پس از چندى خبر آن را خواهید دانست///و قطعا پس از چندى خبر آن را خواهید دانست.»///و بى‌تردید پس از مدتى خبر [درستی آیات و وعده‌هاى‌] آن را خواهید دانست.»///و شما منکران بر صدق و حقیقت این مقال پس از چندی (هنگام مرگ و انتقال به آخرت) به خوبی آگاه می‌شوید.///و خبرش را پس از چندی خواهید دانست‌///و خبر آن را بعد از مدتی می‌شنوید!///و هر آینه بدانید داستانش را پس از زمانی‌///«و همواره پس از چندی خبر بزرگش را به‌راستی خواهید دانست‌.» quran_en_fa The revelation of this Book is from Allah, the Exalted in Power, full of Wisdom. [این] کتاب نازل شده از سوی خدای توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///[این] کتاب نازل شده از سوی خدای توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///نازل شدن این کتاب از جانب خداى پیروزمند حکیم است.///فرو فرستادن [این‌] کتاب از جانب خداى شکست ناپذیر حکیم است///نازل شدن [این کتاب‌] از جانب خداى شکست‌ناپذیر سنجیده‌کار است.///نازل شدن [این‌] کتاب [بر تو]، از سوى خداوند شکست‌ناپذیر و حکیم است.///این کتاب (عظیم الشأن قرآن) از جانب خدای مقتدر حکیم نازل گردیده است.///کتابی است که از سوی خداوند پیروزمند فرزانه فرو فرستاده شده است‌///این کتابی است که از سوی خداوند عزیز و حکیم نازل شده است.///فرستادن نامه از نزد خدای عزتمند حکیم‌///فرو فرستادن (این کتاب) از جانب خدای عزیز حکیم است. quran_en_fa Verily it is We Who have revealed the Book to thee in Truth: so serve Allah, offering Him sincere devotion. بی تردید ما این کتاب را به حق و درستی به سوی تو نازل کردیم، پس خدا را در حالی که اعتقاد و ایمان را برای او [از هرگونه شرکی] خالص می‌کنی، بپرست.///بی تردید ما این کتاب را به حق و درستی به سوی تو نازل کردیم، پس خدا را در حالی که اعتقاد و ایمان را برای او [از هرگونه شرکی] خالص می‌کنی، بپرست.///ما این کتاب را به راستى بر تو نازل کردیم. پس خدا را بپرست و دین خود براى او خالص گردان.///به راستى ما [این‌] کتاب را به حق به سوى تو نازل کردیم، پس خدا را بندگى کن در حالى که دین را براى او خالص کرده‌اى///ما [این‌] کتاب را به حق به سوى تو فرود آوردیم، پس خدا را -در حالى که اعتقاد [خود] را براى او خالص‌کننده‌اى- عبادت کن.///ما این کتاب را به سوى تو به حق فروفرستادیم، پس خدا را بپرست در حالى که خود را براى او خالص کرده‌اى.///ما این کتاب را بر تو به حق فرستادیم پس (به شکرانه این نعمت بزرگ) خدای را پرستش کن در حالی که دین را برای او خالص گردانیده باشی (و دل از غیر حق بگردانی).///کتاب آسمانی را به راستی و درستی بر تو نازل کرده‌ایم، پس خداوند را در حالی که دین خود را برای او پاک و پیراسته می‌داری بپرست‌///ما این کتاب را بحق بر تو نازل کردیم؛ پس خدا را پرستش کن و دین خود را برای او خالص گردان!///همانا فرستادیم بسوی تو کتاب را به حق پس پرستش کن خدا را پاک‌کننده برای او دین را///ما (این) کتاب را به‌راستی با تمامی حق سوی تو فرود آوردیم. پس خدا را، در حالی که طاعت (خود) را برای او خالص‌کننده‌ای عبادت کن. quran_en_fa Is it not to Allah that sincere devotion is due? But those who take for protectors other than Allah (say): "We only serve them in order that they may bring us nearer to Allah." Truly Allah will judge between them in that wherein they differ. But Allah guides not such as are false and ungrateful. آگاه باشید! که دین خالص ویژه خداست، و آنان که به جای خدا سرپرستان و معبودانی برگزیده‌اند [و می‌گویند:] ما آنان را جز برای اینکه ما را هر چه بیشتر به خدا نزدیک کنند، نمی‌پرستیم. بی تردید خدا میان آنان [و مؤمنان] درباره آنچه که اختلاف می‌کنند [و آن آیین توحید و شرک است] داوری خواهد کرد؛ قطعا خدا آن کس را که دروغگو و بسیار ناسپاس است، هدایت نمی‌کند.///آگاه باشید! که دین خالص ویژه خداست، و آنان که به جای خدا سرپرستان و معبودانی برگزیده‌اند [و می‌گویند:] ما آنان را جز برای اینکه ما را هر چه بیشتر به خدا نزدیک کنند، نمی‌پرستیم. بی تردید خدا میان آنان [و مؤمنان] درباره آنچه که اختلاف می‌کنند [و آن آیین توحید و شرک است] داوری خواهد کرد؛ قطعا خدا آن کس را که دروغگو و بسیار ناسپاس است، هدایت نمی‌کند.///آگاه باش که دین خالص از آن خداست و آنان که سواى او دیگرى را به خدایى گرفتند، گفتند: اینان را از آن رو مى‌پرستیم تا وسیله نزدیکى ما به خداى یکتا شوند. و خدا در آنچه اختلاف مى‌کنند میانشان حکم خواهد کرد. خدا آن را که دروغگو و ناسپاس باشد هدایت نمى‌کند.///آگاه باش که عبادت و دین خالص براى خداست، و کسانى که جز خدا سرپرستانى گرفته‌اند [مى‌گویند:] ما آنها را عبادت نمى‌کنیم جز براى این که ما را به خدا نزدیک کنند. به یقین خداوند در باره‌ى آنچه اختلاف مى‌کنند میانشان داورى خواهد کرد. بى‌تردید خدا آن کسى را ک///آگاه باشید: آیین پاک از آن خداست، و کسانى که به جاى او دوستانى براى خود گرفته‌اند [به این بهانه که:] ما آنها را جز براى اینکه ما را هر چه بیشتر به خدا نزدیک گردانند، نمى‌پرستیم، البته خدا میان آنان در باره آنچه که بر سر آن اختلاف دارند، داورى خواهد کرد. در حقیقت، خدا آن کسى را که دروغ‌پرداز ناسپاس است هدایت نمى‌کند.///آگاه باشید که دین ناب، تنها از آن خداست. و کسانى که به جاى خداوند، سرپرستان و معبودهایى را برگزیدند [در توجیه کار خود گفتند]: «ما آنها را فقط براى این مى‌پرستیم که ما را هر چه بیش‌تر به خدا نزدیک کنند.» خداوند در آنچه اختلاف مى‌ورزند، میانشان داورى خواهد کرد. البته خدا کسى را که دروغگویى بسیار ناسپاس است، هدایت نمى‌کند.///آگاه باشید که دین خالص (بی هیچ شرک و ریا) برای خداست، و آنان که غیر خدا را (چون بتان و فرعونان) به دوستی و پرستش برگرفتند (گفتند) ما آن بتان را نمی‌پرستیم مگر برای اینکه ما را به درگاه خدا نیک مقرب گردانند. خدا البته (این عذر نپذیرد و) میان آنها در آنچه اختلاف می‌کنند حکم خواهد کرد، که خدا هرگز آن کس را که بسیار دروغگو و کافر نعمت است هدایت نخواهد کرد.///هان دین خالص خدای راست، و کسانی که به جای او سرورانی به پرستش می‌گیرند [و مدعی می‌شوند] آنان را جز برای این نمی‌پرستیم که ما را با تقربی به خداوند نزدیک گردانند، بی‌گمان خداوند در آنچه ایشان در آن اختلاف دارند، در میانشان داوری خواهد کرد، که خداوند کسی را که دروغ‌زن کفران پیشه است، هدایت نمی‌کند///آگاه باشید که دین خالص از آن خداست، و آنها که غیر خدا را اولیای خود قرار دادند و دلیلشان این بود که: «اینها را نمی‌پرستیم مگر بخاطر اینکه ما را به خداوند نزدیک کنند»، خداوند روز قیامت میان آنان در آنچه اختلاف داشتند داوری می‌کند؛ خداوند آن کس را که دروغگو و کفران‌کننده است هرگز هدایت نمی‌کند!///همانا برای خدا است دین پاک و آنان که بگرفتند جز وی دوستانی نمی‌پرستیمشان مگر تا نزدیک گردانند ما را بسوی خدا جایگاهی همانا خدا حکم کند میان ایشان در آنچه در آن اختلاف کنند همانا خدای رهبری نکند آن را که او است دروغگوی ناسپاس‌///هان (که) دین خالص تنها از آن خداست، و کسانی که به جای او اولیائی برای خود برگرفته‌اند (به بهانه‌ی اینکه) ما آنها را جز برای اینکه ما را هر چه بیشتر به خدا نزدیک گردانند نمی‌پرستیم، البته خدا میان آنان درباره‌ی آنچه که بر سر آن اختلاف دارند داوری می‌کند. به‌راستی خدا کسی را که دروغ‌پرداز بسی ناسپاس است هدایت نمی‌کند. quran_en_fa Had Allah wished to take to Himself a son, He could have chosen whom He pleased out of those whom He doth create: but Glory be to Him! (He is above such things.) He is Allah, the One, the Irresistible. اگر [بر فرض محال] خدا می‌خواست برای خود فرزندی بگیرد، همانا از میان آفریده هایش آنچه را خودش می‌خواست برمی گزید [نه اینکه شما برای او انتخاب کنید]؛ منزه است او [از آنکه برای او فرزندی باشد] اوست خدای یگانه و قهار.///اگر [بر فرض محال] خدا می‌خواست برای خود فرزندی بگیرد، همانا از میان آفریده هایش آنچه را خودش می‌خواست برمی گزید [نه اینکه شما برای او انتخاب کنید]؛ منزه است او [از آنکه برای او فرزندی باشد] اوست خدای یگانه و قهار.///اگر خدا مى‌خواست که براى خود فرزندى برگیرد، از میان مخلوقات خود هر چه را که مى‌خواست برمى‌گزید. منزه است. اوست خداى یکتاى قهار.///اگر خدا مى‌خواست براى خود فرزندى بگیرد، قطعا از [میان‌] آنچه خلق مى‌کند، آنچه را که مى‌خواست برمى‌گزید. او [از این چیزها] منزه است. اوست خداى یگانه‌ى قهار///اگر خدا مى‌خواست براى خود فرزندى بگیرد، قطعا از [میان‌] آنچه خلق مى‌کند، آنچه را مى‌خواست برمى‌گزید. منزه است او، اوست خداى یگانه قهار.///اگر خداوند اراده کرده بود [براى خود] فرزندى بگیرد، قطعا از آنچه مى‌آفریند، آنچه را مى‌خواست، برمى‌گزید. [اما] او منزه است [از این که فرزندى داشته باشد]. او خداوند یگانه‌ى پیروز است.///اگر خدا می‌خواست فرزندی اختیار کند همانا هر که را از مخلوقاتش خواستی بر می‌گزید (و لیکن این نقص است و) او (از هر گونه نقص و آلایش) پاک و منزه است، او خدای فرد قهار بی‌مانند است.///اگر خداوند می‌خواست که فرزندی [برای خود] برگزیند، آنچه می‌خواست از میان آنچه آفریده است، بر می‌گزید، اما او [از این نسبتها] منزه است، او خداوند یگانه قهار است‌///اگر (بفرض محال) خدا می‌خواست فرزندی انتخاب کند، از میان مخلوقاتش آنچه را می‌خواست برمیگزید؛ منزه است (از اینکه فرزندی داشته باشد)! او خداوند یکتای پیروز است!///اگر می‌خواست خدا که بگیرد فرزندی هر آینه برمی‌گزید از آنچه می‌آفرید هر چه را می‌خواست منزه است او است خداوند یکتای خشم‌آور///اگر خدا می‌خواست برای خود فرزندی برگیرد. هر آینه از (میان) آنچه می‌آفریند آنچه را می‌خواست برمی‌گزید. منزه است او. اوست خدای یگانه‌ی بس چیره. quran_en_fa He created the heavens and the earth in true (proportions): He makes the Night overlap the Day, and the Day overlap the Night: He has subjected the sun and the moon (to His law): Each one follows a course for a time appointed. Is not He the Exalted in Power - He Who forgives again and again? آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید. شب را به روز درمی پیچید، و روز را به شب درمی پیچید، و خورشید و ماه را [برای بندگانش] مسخر و رام کرد. هر کدام تا سرآمدی معین روانند. آگاه باشید! او توانای شکست ناپذیر و بسیار آمرزنده است.///آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید. شب را به روز درمی پیچید، و روز را به شب درمی پیچید، و خورشید و ماه را [برای بندگانش] مسخر و رام کرد. هر کدام تا سرآمدی معین روانند. آگاه باشید! او توانای شکست ناپذیر و بسیار آمرزنده است.///آسمانها و زمین را به حق بیافرید. شب را بر روز داخل مى‌کند و روز را بر شب. و آفتاب و ماه را رام گردانید و هر یک تا زمانى معین در حرکتند. آگاه باش که اوست پیروزمند و آمرزنده.///آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید. شب را به روز مى‌پیچد و روز را به شب مى‌پیچد، و آفتاب و ماه را مسخر کرد. هر کدام تا زمانى معین در حرکتند. آگاه باش که او همان تواناى آمرزنده است///آسمانها و زمین را به حق آفرید. شب را به روز درمى‌پیچد، و روز را به شب درمى‌پیچد و آفتاب و ماه را تسخیر کرد. هر کدام تا مدتى معین روانند. آگاه باش که او همان شکست‌ناپذیر آمرزنده است.///او آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید. شب را بر روز و روز را بر شب درمى‌پیچد. و خورشید و ماه را رام ساخت. هر یک تا مدتى معین در حرکتند. بدانید که او شکست‌ناپذیر و بسیار آمرزنده است.///آسمانها و زمین را به حق و راستی (و برای حکمت و غرض ثابتی) ایجاد کرد، شب را بر روز و روز را بر شب بپوشاند و خورشید و ماه را مسخر کرده، هر یک (بر مدار خود) به وقت معین گردش می‌کنند. آگه باشید که او خدای مقتدر مطلق و بسیار آمرزنده است.///که آسمانها و زمین را به حق آفریده است، و شب را بر روز و روز را بر شب می‌گستراند، و خورشید و ماه را رام کرده است، همه تا سرآمدی معین سیر می‌کنند، هان او پیروزمند آمرزگار است‌///آسمانها و زمین را بحق آفرید؛ شب را بر روز می‌پیچد و روز را بر شب؛ و خورشید و ماه را مسخر فرمان خویش قرار داد؛ هر کدام تا سرآمد معینی به حرکت خود ادامه می‌دهند؛ آگاه باشید که او قادر و آمرزنده است!///آفرید آسمانها و زمین را به حق می‌افکند شب را بر روز و می‌افکند روز را بر شب و رام کرد مهر و ماه را هر کدام روان است بسوی سرآمدی نامبرده همانا او است عزتمند آمرزگار///آسمان‌ها و (زمین) را به (تمامی) حق آفرید. شب را بر روز در پیچد، و روز را بر شب در پیچد. و خورشید و ماه را تسخیر کرد، (چنان که) هر کدام تا زمانی معین روانند. هان (که) او همان عزیز بسی پوشنده است. quran_en_fa He created you (all) from a single person: then created, of like nature, his mate; and he sent down for you eight head of cattle in pairs: He makes you, in the wombs of your mothers, in stages, one after another, in three veils of darkness. such is Allah, your Lord and Cherisher: to Him belongs (all) dominion. There is no god but He: then how are ye turned away (from your true Centre)? شما را از یک تن آفرید، سپس همسرش را از او پدید آورد، و از چهارپایان [شتر و گاو و گوسفند و بز به اعتبار یک نر و یک ماده] هشت زوج آفرید، شما را در شکم‌های مادرانتان آفرینشی پس از آفرینشی دیگر در میان تاریکی‌های سه گانه [شکم و رحم و مشیمه] به وجود آورد. این است خدا پروردگار شما که فرمانروایی [مطلق بر همه هستی] ویژه اوست، معبودی جز او نیست، پس چگونه شما را از حق بازمی گردانند؟///شما را از یک تن آفرید، سپس همسرش را از او پدید آورد، و از چهارپایان [شتر و گاو و گوسفند و بز به اعتبار یک نر و یک ماده] هشت زوج آفرید، شما را در شکم‌های مادرانتان آفرینشی پس از آفرینشی دیگر در میان تاریکی‌های سه گانه [شکم و رحم و مشیمه] به وجود آورد. این است خدا پروردگار شما که فرمانروایی [مطلق بر همه هستی] ویژه اوست، معبودی جز او نیست، پس چگونه شما را از حق بازمی گردانند؟///شما را از یک تن بیافرید. و از آن یک تن زنش را آفرید. و برایتان از چارپایان هشت جفت بیافرید. شما را در شکم مادرتان در چند مرحله در درون تاریکیهاى سه‌گانه آفرینش بخشید. این است خداى یکتا پروردگار شما. فرمانروایى از آن اوست. خدایى جز او نیست. پس چگونه رویگردانتان مى‌سازند؟///او شما را از نفسى واحد آفرید، سپس زوجش را از [نوع‌] آن پدید آورد، و براى شما از دام‌ها هشت قسم پدید آورد. شما را [پیوسته‌] در شکم‌هاى مادرانتان مرحله به مرحله در تاریکى‌هاى سه گانه مى‌آفریند. این است خداوند [یگانه‌] که پروردگار شماست. فرمانروایى از آ///شما را از نفسى واحد آفرید، سپس جفتش را از آن قرار داد، و براى شما از دامها هشت قسم پدید آورد. شما را در شکمهاى مادرانتان آفرینشى پس از آفرینشى [دیگر] در تاریکیهاى سه گانه: [مشیمه و رحم و شکم‌] خلق کرد. این است خدا، پروردگار شما، فرمانروایى [و حکومت مطلق‌] از آن اوست. خدایى جز او نیست، پس چگونه [و کجا از حق‌] برگردانیده مى‌شوید؟///او شما را از یک تن آفرید، سپس همسرش را از نوع او پدید آورد. و براى شما هشت نوع از دام‌ها [چهار جفت نر و ماده‌ی شتر، گاو، گوسفند و بز] فروفرستاد. او شما را در شکم‌هاى مادرانتان می‌آفریند. آفرینشى پس از آفرینش دیگر، در تاریکى‌هاى سه‌گانه. [شکم، رحم و کیسه‌اى که جنین در آن زندگى مى‌کند.] این است خدا، که پروردگار شماست. فرمانروایی از آن اوست. جز او هیچ معبودى نیست. پس چگونه به بى‌راهه مى‌روید؟///او شما را از یک تن (آدم) آفرید پس، از آن جفت او (حوا) را قرار داد و برای استفاده شما هشت قسم از چهارپایان ایجاد کرد، و شما را در باطن رحم مادران در سه تاریکی (مشیمه و رحم و بطن) با تحولات گوناگون (بدین خلقت زیبا) می‌آفریند، این خداست پروردگار شما که سلطان ملک وجود اوست، هیچ خدایی جز او نیست، پس ای مشرکان (نادان) از درگاه او به کجا می‌برندتان؟///شما را از تنی یگانه آفرید، سپس همسرش را از او پدید آورد، و برای شما هشت قسم از چارپایان آفرید، و خود شما را در شکم مادرانتان، آفرینشی پس از آفرینشی در میان تاریکیهای سه‌گانه می‌آفریند، این چنین است خداوند پروردگارتان، که فرمانروایی او راست، خدایی جز او نیست، پس چگونه به بیراهه می‌روید؟///او شما را از یک نفس آفرید، و همسرش را از (باقیمانده گل) او خلق کرد؛ و برای شما هشت زوج از چهارپایان ایجاد کرد؛ او شما را در شکم مادرانتان آفرینشی بعد از آفرینش دیگر، در میان تاریکیهای سه گانه، می‌بخشد! این است خداوند، پروردگار شما که حکومت (عالم هستی) از آن اوست؛ هیچ معبودی جز او نیست؛ پس چگونه از راه حق منحرف می‌شوید؟!///آفرید شما را از یک تن پس قرار داد از آن جفتش را و فرستاد برای شما از دامها هشت جفت می‌آفریند شما را در شکمهای مادرانتان آفرینشی پس از آفرینشی در تاریکیهای سه‌گانه این است خدا پروردگار شما وی را است پادشاهی نیست خدائی جز او پس به کجا گردانیده می‌شوید///شما را از نفسی (: شخصی) واحد آفرید سپس جفتش را از او قرار داد، و برای شما از دام‌ها (ی نعمت‌وار) هشت جفت فرود آورد. شما را در شکم‌های مادرانتان آفرینشی پس از آفرینشی (دیگر) در تاریکی‌های سه‌گانه [: مشیمه و رحم و شکم] می‌آفریند. این است خدا، پروردگارتان (که) فرمانروایی (و حکومت مطلق) تنها از اوست. معبودی جز او نیست. پس چگونه و کجا از حق برگردانیده می‌شوید؟ quran_en_fa If ye reject (Allah), Truly Allah hath no need of you; but He liketh not ingratitude from His servants: if ye are grateful, He is pleased with you. No bearer of burdens can bear the burden of another. In the end, to your Lord is your Return, when He will tell you the truth of all that ye did (in this life). for He knoweth well all that is in (men's) hearts. اگر کافر شوید [زیانی به خدا نمی‌رسانید؛ زیرا] خدا از شما بی نیاز است، و کفر را برای بندگانش نمی‌پسندد؛ و اگر سپاس گزاری کنید، آن را برای شما می‌پسندد. و هیچ سنگین باری، بار [گناه] دیگری را برنمی دارد. سپس بازگشت شما به سوی پروردگارتان خواهد بود، و شما را به آنچه انجام می‌دادید، آگاه خواهد کرد؛ زیرا او به نیات و اسرار سینه‌ها داناست.///اگر کافر شوید [زیانی به خدا نمی‌رسانید؛ زیرا] خدا از شما بی نیاز است، و کفر را برای بندگانش نمی‌پسندد؛ و اگر سپاس گزاری کنید، آن را برای شما می‌پسندد. و هیچ سنگین باری، بار [گناه] دیگری را برنمی دارد. سپس بازگشت شما به سوی پروردگارتان خواهد بود، و شما را به آنچه انجام می‌دادید، آگاه خواهد کرد؛ زیرا او به نیات و اسرار سینه‌ها داناست.///اگر ناسپاسى کنید، خدا از شما بى‌نیاز است. و ناسپاسى را براى بندگانش نمى‌پسندد. مى‌پسندد که سپاسگزار باشید. و هیچ کس بار گناه دیگرى را بر دوش نمى‌کشد. بازگشت همه شما نزد پروردگارتان است. او شما را از کارهایى که مى‌کرده‌اید آگاه مى‌کند. او به آنچه در دلها مى‌گذرد آگاه است.///اگر کفر ورزید، خدا از شما سخت بى‌نیاز است و کفر را براى بندگانش نمى‌پسندد، و اگر سپاس دارید آن را براى شما مى‌پسندد. و هیچ گناهکارى بار [گناه‌] دیگرى را بر نمى‌دارد. آن‌گاه بازگشت شما به سوى پروردگارتان است و شما را از آنچه مى‌کردید خبر خواهد داد، که///اگر کفر ورزید، خدا از شما سخت بى‌نیاز است و براى بندگانش کفران را خوش نمى‌دارد، و اگر سپاس دارید آن را براى شما مى‌پسندد، و هیچ بردارنده‌اى بار [گناه‌] دیگرى را برنمى‌دارد، آنگاه بازگشت شما به سوى پروردگارتان است، و شما را به آنچه مى‌کردید خبر خواهد داد، که او به راز دلها داناست.///اگر ناسپاسی کنید، پس [بدانید] خداوند از شما بى‌نیاز است و براى بندگانش ناسپاسی را نمى‌پسندد. و اگر شکرگزار باشید، آن را براى شما مى‌پسندد. و هیچ کس بار [گناه] دیگرى را به دوش نمى‌کشد. سپس بازگشت شما به سوى پروردگارتان است، پس شما را به آنچه مى‌کردید، خبر خواهد داد. او به آنچه در سینه‌هاست، بس آگاه است.///اگر همه کافر شوید خدا از (طاعت) همه شما البته بی‌نیاز است و کفر (و شرک) را بر بندگانش نمی‌پسندد و اگر (طاعت و) شکرش به جای آرید از شما آن پسند اوست و (بدانید که در قیامت) هرگز بار گناه کسی را دیگری به دوش نخواهد گرفت و پس از این (زندگانی دنیای فانی) باز گشت همه شما به سوی خداست و او شما را به هر چه می‌کرده‌اید آگاه می‌سازد، که او از اسرار دلهای خلق به خوبی آگاه است.///اگر کفران‌بورزید، بدانید که خداوند از شما بی‌نیاز است، ولی در عین حال کفران را هم بر بندگان خویش نمی‌پسندد، و اگر سپاس بگزارید آن را بر شما می‌پسندد، و هیچ بردارنده‌ای بار گناه دیگری را برندارد، سپس بازگشتتان به سوی پروردگارتان است، آنگاه شما را از [حقیقت و نتیجه‌] آنچه کرده‌اید، آگاه می‌سازد، که او دانای راز دلهاست‌///اگر کفران کنید، خداوند از شما بی‌نیاز است و هرگز کفران را برای بندگانش نمی‌پسندد؛ و اگر شکر او را بجا آورید آن را برای شما می‌پسندد! و هیچ گنهکاری گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد! سپس بازگشت همه شما به سوی پروردگارتان است، و شما را از آنچه انجام می‌دادید آگاه می‌سازد؛ چرا که او به آنچه در سینه‌هاست آگاه است!///اگر کفر ورزید همانا خدا بی‌نیاز است از شما و نپسندد برای بندگان خود کفر را و اگر سپاسگزارید پسنددش برای شما و برندارد هیچ گنهباری بار گناه دگری را سپس بسوی پروردگار شما است بازگشت شما تا آگهیتان دهد بدانچه بودید می‌کردید همانا او دانا است بدانچه در سینه‌ها است‌///اگر کفر یا کفران می‌ورزید، پس خدا بی‌گمان از شما بی‌نیاز است. و برای بندگانش کفر و کفران را خوش نمی‌دارد و اگر سپاس دارید آن را برایتان می‌پسندد. و هیچ (بار) بردارنده‌ای بار (گناه) دیگری را بر نمی‌دارد. آن‌گاه بازگشت شما سوی پروردگارتان است. پس شما را به آنچه می‌کردید خبری مهم می‌دهد. همانا او به (راز) ذات سینه‌ها بسی داناست. quran_en_fa When some trouble toucheth man, he crieth unto his Lord, turning to Him in repentance: but when He bestoweth a favour upon him as from Himself, (man) doth forget what he cried and prayed for before, and he doth set up rivals unto Allah, thus misleading others from Allah's Path. Say, "Enjoy thy blasphemy for a little while: verily thou art (one) of the Companions of the Fire!" و چون به انسان آسیبی رسد، پروردگارش را در حال بازگشت به سوی او [برای برطرف شدن آسیبش] می‌خواند، سپس چون او را [برای رهایی از آن آسیب] نعمتی از جانب خود عطا کند، آن آسیب را که پیش‌تر برای برطرف شدنش دعا می‌کرد، فراموش می‌کند و دوباره برای خدا همتایانی قرار می‌دهد تا [مردم را] از راه خدا گمراه کند. بگو: اندک زمانی از کفر خود برخوردار باش، بی تردید تو از اهل آتشی.///و چون به انسان آسیبی رسد، پروردگارش را در حال بازگشت به سوی او [برای برطرف شدن آسیبش] می‌خواند، سپس چون او را [برای رهایی از آن آسیب] نعمتی از جانب خود عطا کند، آن آسیب را که پیش‌تر برای برطرف شدنش دعا می‌کرد، فراموش می‌کند و دوباره برای خدا همتایانی قرار می‌دهد تا [مردم را] از راه خدا گمراه کند. بگو: اندک زمانی از کفر خود برخوردار باش، بی تردید تو از اهل آتشی.///چون به آدمى گزندى برسد، به پروردگارش روى مى‌آورد و او را مى‌خواند. آنگاه چون به او نعمتى بخشد، همه آن دعاها را که پیش از این کرده بود از یاد مى‌برد و براى خدا همتایانى قرار مى‌دهد تا مردم را از طریق او گمراه کنند. بگو: اندکى از کفرت بهره‌مند شو، که تو از دوزخیان خواهى بود.///و چون به انسان آسیبى رسد، پروردگارش را به حال توبه و انابه مى‌خواند، سپس چون او را از جانب خود نعمتى عطا کند، آن دعاهایى را که پیش از این [براى رفع بلا] کرده بود از یاد مى‌برد و براى خدا همتایانى قرار مى‌دهد تا از راه خدا گمراه کند. بگو: اندکى به کفر///و چون به انسان آسیبى رسد، پروردگارش را -در حالى که به سوى او بازگشت‌کننده است- مى‌خواند؛ سپس چون او را از جانب خود نعمتى عطا کند، آن [مصیبتى‌] را که در رفع آن پیشتر به درگاه او دعا مى‌کرد، فراموش مى‌نماید و براى خدا همتایانى قرار مى‌دهد تا [خود و دیگران را] از راه او گمراه گرداند. بگو: «به کفرت اندکى برخوردار شو که تو از اهل آتشى.»///و هرگاه به انسان آسیبى برسد، پروردگارش را مى‌خواند، در حالى که [با توبه] به سوى او بازگشته است. اما همین که خداوند از جانب خویش نعمت بزرگى به او بدهد، آن آسیب را که پیش‌تر براى برطرف شدنش دعا مى‌کرد، فراموش مى‌کند و [دوباره] براى خداوند همتایانى قرار مى‌دهد تا [خود و دیگران را] از راه او منحرف سازد. بگو: «اندک زمانى با کفر خود کامیاب باش که تو بی‌شک از دوزخیانى!»///و (بی چاره) انسان را هر گاه فقر و مصیبت و رنجی پیش آید در آن حال به دعا و توبه و انابه به درگاه خدای خود رود و چون نعمت و ثروتی از سوی خود به او عطا کند خدایی را که از این پیش می‌خواند به کلی فراموش سازد و برای خدای یکتا شریک و همتاهایی قرار دهد تا (خلق را) از راه خدا گمراه سازد. بگو: (ای نگون بخت) اندکی به کفر (و عصیان) لذت و آسایش جو، که عاقبت از اهل آتش دوزخ خواهی بود.///و چون به انسان رنجی رسد پروردگارش را -انابت کنانمی‌خواند، سپس چون نعمتی از سوی خویش به او ارزانی دارد، فراموش می‌کند که پیشتر چه دعایی به درگاه او داشت، و برای خداوند همتایانی قائل می‌شود که [دیگران را هم‌] از راه او گمراه سازد، بگو با کفر خویش اندکی [از زندگانی‌] بهره‌مند شو که [سرانجام‌] تو از دوزخیانی‌///هنگامی که انسان را زیانی رسد، پروردگار خود را می‌خواند و بسوی او باز می‌گردد؛ اما هنگامی که نعمتی از خود به او عطا کند، آنچه را به خاطر آن قبلا خدا را می‌خواند از یاد می‌برد و برای خداوند همتایانی قرارمی‌دهد تا مردم را از راه او منحرف سازد؛ بگو: «چند روزی از کفرت بهره‌گیر که از دوزخیانی!»///و گاهی که رسد انسان را رنجی خواند پروردگار خویش را زاری‌کنان بسویش سپس هنگامی که دهدش نعمتی از خویش فراموش کند آنچه را بود می‌خواند بسوی آن از پیش و قرار دهد برای خدا همتایانی تا گمراه سازد از راهش بگو بهره‌مند باش به کفر خویش اندکی که توئی از یاران آتش‌///و چون به انسان آسیبی در رسد، پروردگارش را می‌خواند، درحالی که سوی او بازگشت‌کننده است. سپس چون او را از جانب خود نعمتی در اختیارش نهد آنچه را از خدا درخواست می‌کرده فراموش کند و برای خدا همتایانی قرار دهد تا (خود و دیگران را) از راه او سرگشته گرداند. بگو: «با کفرت اندکی برخوردار شو که همانا تو از همراهان آتشی‌.» quran_en_fa Is one who worships devoutly during the hour of the night prostrating himself or standing (in adoration), who takes heed of the Hereafter, and who places his hope in the Mercy of his Lord - (like one who does not)? Say: "Are those equal, those who know and those who do not know? It is those who are endued with understanding that receive admonition. [آیا چنین انسان کفران کننده‌ای بهتر است] یا کسی که در ساعات شب به سجده و قیام و عبادتی خالصانه مشغول است، از آخرت می‌ترسد و به رحمت پروردگارش امید دارد؟ بگو: آیا کسانی که معرفت و دانش دارند و کسانی که بی بهره از معرفت و دانش اند، یکسانند؟ فقط خردمندان متذکر می‌شوند.///[آیا چنین انسان کفران کننده‌ای بهتر است] یا کسی که در ساعات شب به سجده و قیام و عبادتی خالصانه مشغول است، از آخرت می‌ترسد و به رحمت پروردگارش امید دارد؟ بگو: آیا کسانی که معرفت و دانش دارند و کسانی که بی بهره از معرفت و دانش اند، یکسانند؟ فقط خردمندان متذکر می‌شوند.///آیا آن کس که در همه ساعات شب به عبادت پرداخته، یا در سجود است یا در قیام، و از آخرت بیمناک است و به رحمت پروردگارش امیدوار است، با آن که چنین نیست یکسان است؟ بگو: آیا آنهایى که مى‌دانند با آنهایى که نمى‌دانند برابرند؟ تنها خردمندان پند مى‌پذیرند.///[آیا چنین کسى بهتر است‌] یا آن کسى که در طول شب در سجده و قیام اطاعت مى‌کند [در حالى که‌] از آخرت مى‌ترسد و رحمت پروردگارش را امید دارد؟ بگو: آیا کسانى که مى‌دانند و کسانى که نمى‌دانند یکسانند؟ تنها خردمندان متذکر مى‌شوند/// [آیا چنین کسى بهتر است‌] یا آن کسى که او در طول شب در سجده و قیام اطاعت [خدا] مى‌کند [و] از آخرت مى‌ترسد و رحمت پروردگارش را امید دارد؟ بگو: «آیا کسانى که مى‌دانند و کسانى که نمى‌دانند یکسانند؟» تنها خردمندانند که پندپذیرند.///آیا [چنین کسى بهتر است یا] آن کس که در ساعات شب، در حال سجده و قیام به عبادتى خالصانه مشغول است، [و] از آخرت مى‌ترسد و به رحمت پروردگارش امید دارد؟ بگو: «آیا کسانى که مى‌دانند و کسانى که نمى‌دانند، برابرند؟» تنها خردمندان پند مى‌پذیرند.///(آیا آن کس که شب و روز به کفر و عصیان مشغول است بهتر است) یا آن کس که ساعات شب را به طاعت خدا به سجود و قیام پردازد و از عذاب آخرت ترسان و به رحمت الهی امیدوار است؟ بگو: آیا آنان که اهل علم و دانشند با مردم جاهل نادان یکسانند؟ منحصرا خردمندان متذکر این مطلبند.///آیا کسی که در پاسهایی از شب، گاه به سجده و گاه بر پا، نیایشگر است و از آخرت بیم و به رحمت پروردگارش امید دارد [بهتر است یا مشرک غافل ناسپاس‌]، بگو آیا کسانی که می‌دانند، با کسانی که نمی‌دانند برابرند؟ [هرگز] فقط خردمندانند که پند می‌گیرند///(آیا چنین کسی با ارزش است) یا کسی که در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قیام، از عذاب آخرت می‌ترسد و به رحمت پروردگارش امیدوار است؟! بگو: «آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند یکسانند؟! تنها خردمندان متذکر می‌شوند!»///آیا آنکه او فروتن است گاه‌های شب سجده‌کنان و ایستاده می‌ترسد از آخرت و امید دارد رحمت پروردگار خویش را بگو آیا یکسانند آنان که می‌دانند و آنان که نمی‌دانند جز این نیست که یادآور می‌شوند خردمندان‌///(آیا چنین کسی بهتر است) یا آن کسی که او در طول شب در سجده و قیام برای خدا خاشع است در حالی که از آخرت می‌هراسد و رحمت پروردگارش را امید دارد؟ بگو: «آیا کسانی که می‌دانند و کسانی که نمی‌دانند یکسانند؟» تنها خردمندان ژرف‌نگرند که به خوبی یاد می‌کنند. quran_en_fa Say: "O ye my servants who believe! Fear your Lord, good is (the reward) for those who do good in this world. Spacious is Allah's earth! those who patiently persevere will truly receive a reward without measure!" بگو: ای بندگان مؤمنم! از پروردگارتان پروا کنید. برای کسانی که در این دنیا اعمال شایسته انجام داده‌اند، پاداش نیکی است و زمین خدا گسترده است [بر شماست از سرزمینی که دچار مضیقه دینی هستید به سرزمینی دیگر مهاجرت کنید]. فقط شکیبایان پاداششان را کامل و بدون حساب دریافت خواهند کرد.///بگو: ای بندگان مؤمنم! از پروردگارتان پروا کنید. برای کسانی که در این دنیا اعمال شایسته انجام داده‌اند، پاداش نیکی است و زمین خدا گسترده است [بر شماست از سرزمینی که دچار مضیقه دینی هستید به سرزمینی دیگر مهاجرت کنید]. فقط شکیبایان پاداششان را کامل و بدون حساب دریافت خواهند کرد.///بگو: اى بندگان من که ایمان آورده‌اید، از پروردگارتان بترسید. براى آنان که در حیات اینجهانى نیکى کرده‌اند، پاداش نیک است. و زمین خدا پهناور است. مزد صابران بى‌حساب و کامل ادا مى‌شود.///بگو: اى بندگان من که ایمان آورده‌اید! از پروردگارتان بپرهیزید. براى کسانى که در این دنیا نیکى کرده‌اند [پاداش‌] خوبى هست، و زمین خدا وسیع است [از مهاجرت نترسید]. بى‌تردید پاداش شکیبایان بى‌حساب و به طور کامل داده مى‌شود///بگو: «اى بندگان من که ایمان آورده‌اید، از پروردگارتان پروا بدارید. براى کسانى که در این دنیا خوبى کرده‌اند، نیکى خواهد بود، و زمین خدا فراخ است. بى‌تردید، شکیبایان پاداش خود را بى‌حساب [و] به تمام خواهند یافت.»///بگو: اى بندگان من که ایمان آورده‌اید! از پروردگارتان پروا کنید! براى کسانى که در این دنیا نیکى کرده‌اند، [پاداش] نیکى است. و زمین خدا گسترده است. [پس اگر در منطقه‌اى براى حفظ ایمان و نیکی در فشارید، هجرت کنید.] پاداش صابران، بى‌حساب و به طور کامل داده مى‌شود.///(ای رسول ما، از قول من به امت) بگو: ای بندگان من که ایمان آورده‌اید، خدا ترس و پرهیزکار باشید، که آنان که متقی و نیکوکارند (علاوه بر آخرت) در دنیا (هم) نصیبشان نیکویی و خوشی است، و زمین خدا بسیار پهناور است (اگر در مکانی ایمان و حفظ تقوا مشکل شد به شهر و دیاری دیگر روید و به راه دین صبر پیشه کنید که) البته صابران به حد کامل و بدون حساب پاداش داده خواهند شد.///بگو ای بندگان مؤمن من از پروردگارتان پروا کنید، برای کسانی که در این دنیا نیکی کنند، پاداش نیکوست، و زمین خدا گسترده است [از هجرت مهراسید] همانا پاداش شکیبایان بی‌حساب و به تمامی داده خواهد شد///بگو: «ای بندگان من که ایمان آورده‌اید! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهیزید! برای کسانی که در این دنیا نیکی کرده‌اند پاداش نیکی است! و زمین خدا وسیع است، (اگر تحت فشار سران کفر بودید مهاجرت کنید) که صابران اجر و پاداش خود را بی‌حساب دریافت می‌دارند!///بگو ای بندگان من که ایمان آوردید بترسید پروردگار خویش را آنان را که نکوئی کردند در این دنیا خوبی است و زمین خدا است پهناور جز این نیست که پاداش داده شوند شکیبایان مزد خویش را بی‌شمار///بگو: «ای بندگان من که ایمان آوردید! پروردگارتان را پروا بدارید. برای کسانی که در این دنیا خوبی کرده‌اند نیکی است، و زمین خدا (برای تقوی) فراخ است. فقط شکیبایان پاداش خود را بی‌حساب خواهند یافت.» quran_en_fa Say: "Verily, I am commanded to serve Allah with sincere devotion; بگو: من مأمورم که خدا را در حالی که ایمان و عبادت را برای او [از هر گونه شرکی] خالص می‌کنم، بپرستم.///بگو: من مأمورم که خدا را در حالی که ایمان و عبادت را برای او [از هر گونه شرکی] خالص می‌کنم، بپرستم.///بگو: من مأمور شده‌ام که خدا را بپرستم و براى او در دین اخلاص ورزم.///بگو: من مأمورم که خدا را در حالى که دین را براى او خالص کرده‌ام بپرستم///بگو: «من مأمورم که خدا را -در حالى که آیینم را براى او خالص گردانیده‌ام- بپرستم،///بگو: «من مأمورم که خدا را بپرستم، در حالى که دین را براى او خالص و پیراسته کرده‌ام.///بگو که من خود مأمورم که تنها خدا را پرستش کنم و دین را برای او خالص گردانم (و هرگز شرک نیاورم).///بگو فرمان یافته‌ام که خداوند را -در حالی که دینم را برای او پاک و پیراسته می‌دارمبپرستم‌///بگو: «من مأمورم که خدا را پرستش کنم در حالی که دینم را برای او خالص کرده باشم،///بگو هر آینه مأمور شدم که پرستش کنم خدا را پاک دارنده برایش دین را///بگو: «من به‌راستی مأمور شدم که خدا را – در حالی که طاعتم را تنها برای او خالص گردانیده‌ام‌- بپرستم،» quran_en_fa "And I am commanded to be the first of those who bow to Allah in Islam." و مأمورم که [در این آیین از] نخستین تسلیم شدگان [به فرمان‌ها و احکام] او باشم.///و مأمورم که [در این آیین از] نخستین تسلیم شدگان [به فرمان‌ها و احکام] او باشم.///و مرا فرموده‌اند که نخستین مسلمانان باشم.///و مأمورم که نخستین مسلمانان باشم///و مأمورم که نخستین مسلمانان باشم.»///و فرمان یافته‌ام که نخستین مسلمانان باشم.»///و باز مأمورم که در اسلام و در تسلیم امر خدا مقام اولیت را دارا باشم.///و فرمان یافته‌ام که نخستین مسلمان [این امت‌] باشم‌///و مأمورم که نخستین مسلمان باشم!///و مأمور شدم که باشم نخستین اسلام‌آوران‌///«و مأمور شدم به آنکه (برابرش) نخستین تسلیم‌کنندگان خود باشم.» quran_en_fa Say: "I would, if I disobeyed my Lord, indeed have fear of the Penalty of a Mighty Day." بگو: اگر پروردگارم را نافرمانی کنم از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم.///بگو: اگر پروردگارم را نافرمانی کنم از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم.///بگو: اگر پروردگارم را نافرمانى کنم، از عذاب آن روز بزرگ مى‌ترسم.///بگو: اگر من نافرمانى خدایم کنم از عذاب روزى هولناک مى‌ترسم///بگو: «من اگر به پروردگارم عصیان ورزم، از عذاب روزى هولناک مى‌ترسم.»///بگو: «همانا اگر پروردگارم را نافرمانى کنم، از عذاب روزى بزرگ مى‌ترسم.»///باز بگو که من اگر خدای خود را نافرمانی کنم البته از عذاب روز بزرگ قیامت می‌ترسم.///بگو من اگر از امر پروردگارم سرپیچی کنم، از عذاب روزی سهمگین می‌ترسم‌///بگو: «من اگر نافرمانی پروردگارم کنم، از عذاب روز بزرگ (قیامت) می‌ترسم!»///بگو همانا ترسم اگر نافرمانی کنم پروردگار خویش را از عذاب روزی بزرگ‌///بگو: «من اگر به پروردگارم عصیان ورزم، از عذاب روزی بزرگ بس می‌ترسم.» quran_en_fa Say: "It is Allah I serve, with my sincere (and exclusive) devotion: بگو: فقط خدا را در حالی که ایمان و عبادتم را برای او [از هر گونه شرکی] خالص می‌کنم، می‌پرستم.///بگو: فقط خدا را در حالی که ایمان و عبادتم را برای او [از هر گونه شرکی] خالص می‌کنم، می‌پرستم.///بگو: خدا را مى‌پرستم و براى او در دین خود اخلاص مى‌ورزم.///بگو: تنها خدا را مى‌پرستم در حالى که دین خود را براى او خالص ساخته‌ام///بگو: «خدا را مى‌پرستم در حالى که دینم را براى او بى‌آلایش مى‌گردانم.///بگو: «من تنها خدا را مى‌پرستم، در حالى که دینم را براى او خالص کرده‌ام.///باز بگو: من خدای یکتا را می‌پرستم و دینم را خاص و خالص برای او می‌گردانم (و غیر او را باطل محض می‌دانم).///بگو خداوند را -در حالی که دینم را برایش پیراسته می‌دارممی‌پرستم‌///بگو: «من تنها خدا را می‌پرستم در حالی که دینم را برای او خالص می‌کنم.///بگو خدا را می‌پرستم پاک‌دارنده برایش دین خویش را///بگو: «تنها خدا را می‌پرستم. در حالی که دینم [: طاعتم] را برای او خالص و بی‌آلایش گرداننده‌ام.» quran_en_fa "Serve ye what ye will besides him." Say: "Truly, those in loss are those who lose their own souls and their People on the Day of Judgment: Ah! that is indeed the (real and) evident Loss! پس شما هم آنچه را می‌خواهید، به جای او بپرستید. بگو: بی تردید زیانکاران [واقعی] کسانی هستند که روز قیامت سرمایه وجودشان و کسانشان را به تباهی داده باشند؛ آگاه باشید! که آن همان زیان آشکار است.///پس شما هم آنچه را می‌خواهید، به جای او بپرستید. بگو: بی تردید زیانکاران [واقعی] کسانی هستند که روز قیامت سرمایه وجودشان و کسانشان را به تباهی داده باشند؛ آگاه باشید! که آن همان زیان آشکار است.///بپرستید هر چیز دیگرى را جز او. بگو: زیان‌کنندگان کسانى هستند که در روز قیامت خود و خاندانشان را از دست بدهند. بهوش باشید که این زیانى آشکار است.///پس هر چه را غیر از او مى‌خواهید بپرستید. بگو: زیانکاران [واقعى‌] کسانى هستند که خود و کسانشان را در روز قیامت به زیان انداخته‌اند. آگاه باش که زیان آشکار همین است///پس هر چه را غیر از او مى‌خواهید، بپرستید «[ولى به آنان‌] بگو:» زیانکاران در حقیقت کسانى‌اند که به خود و کسانشان در روز قیامت زیان رسانده‌اند؛ آرى، این همان خسران آشکار است.»///پس شما هر چه را جز او مى‌خواهید، بپرستید.» بگو: «به راستی زیانکاران کسانى هستند که [سرمایه‌ى وجودى] خود و بستگانشان را در قیامت از دست داده باشند. آگاه باشید! این همان زیان آشکار است.»///شما هم هر که را می‌خواهید جز خدا بپرستید (که از غیر خدا جز زیان نمی‌بینید). بگو که زیانکاران آنان هستند که خود و اهل بیت خود را (از کفر و عصیان) در قیامت به خسران جاودان در افکنند، آگاه باشید که این همان زیان است که (در قیامت) بر همه آشکار است.///شما هم هر چه می‌خواهید به جای او بپرستید، بگو زیانکاران [واقعی‌] کسانی هستند که به خویشتن و خانواده‌شان در روز قیامت زیان رسانده‌اند، هان این است زیانمندی آشکار///شما هر چه را جز او می‌خواهید بپرستید!» بگو: «زیانکاران واقعی آنانند که سرمایه وجود خویش و بستگانشان را در روز قیامت از دست داده‌اند! آگاه باشید زیان آشکار همین است!»///پس پرستش کنید هر چه خواهید جز او بگو همانا زیانکاران آنانند که زیان کردند خویش و خاندان خویش را روز رستاخیز همانا این است آن زیان آشکار///«پس هر چه را از مادونش می‌خواهید، بپرستید.»! (ولی به آنان) بگو: «زیانکاران در حقیقت کسانی‌اند که به خود و کسانشان در روز قیامت زیان رسانده‌اند. هان! این همان خسران آشکارگر است.» quran_en_fa They shall have Layers of Fire above them, and Layers (of Fire) below them: with this doth Allah warn off his servants: "O My Servants! then fear ye Me!" برای آنان از بالای سرشان و از زیر پایشان سایبان هایی از آتش است، این عذابی است که خدا بندگانش را به آن بیم می‌دهد. ای بندگانم! از من پروا کنید///برای آنان از بالای سرشان و از زیر پایشان سایبان هایی از آتش است، این عذابی است که خدا بندگانش را به آن بیم می‌دهد. ای بندگانم! از من پروا کنید///بالاى سرشان طبقات آتش است و در زیر پایشان طبقات آتش. این چیزى است که خدا بندگان خود را بدان مى‌ترساند. پس اى بندگان من، از من بترسید.///آنها را از بالاى سرشان و از پایین‌شان پرده‌هایى از آتش است. این چیزى است که خدا بندگانش را بدان بیم مى‌دهد. اى بندگان من! پس از [نافرمانى‌] من بترسید///آنها از بالاى سرشان چترهایى از آتش خواهند داشت و از زیر پایشان [نیز] طبق‌هایى [آتشین است‌]، این [کیفرى‌] است که خدا بندگانش را به آن بیم مى‌دهد. اى بندگان من، از من بترسید.///براى زیانکاران از بالاى سرشان سایه‌بان‌هایى از آتش، و از زیر پایشان سایه‌بان‌هایى است. این [عذابى] است که خداوند بندگانش را به آن مى‌ترساند. پس اى بندگان من! از من پروا کنید.///بر آنها از بالا و زیر، سایبان آتش دوزخ است. آن آتشی است که خدا از آن بندگان خود را می‌ترساند، که‌ای بندگان من از (آتش قهر) من بترسید.///آنان را از فرازشان سایبانهایی از آتش است، و از فرودشان هم سایبانهایی، این همان است که خداوند بدان بندگانش را می‌ترساند، ای بندگان من از من پروا کنید///برای آنان از بالای سرشان سایبانهایی از آتش، و در زیر پایشان نیز سایبانهایی از آتش است؛ این چیزی است که خداوند با آن بندگانش را می‌ترساند! ای بندگان من! از نافرمانی من بپرهیزید!///آنان را است از فرازشان پوشهائی از آتش و از زیرشان پوشهائی این است که می‌ترساند خدا بدان بندگان خویش را ای بندگان من پس مرا بترسید///برایشان از بالای سر (ها) شان چترهایی از آتش است، و از زیر (پاها) شان (نیز) چترهایی آتشین است. این (کیفری) است که خدا بندگانش را به آن بیم می‌دهد. ای بندگان من! پس مرا پرواکنید. quran_en_fa Those who eschew Evil,- and fall not into its worship,- and turn to Allah (in repentance),- for them is Good News: so announce the Good News to My Servants,- و کسانی که از پرستیدن طاغوت [یعنی بت‌ها، اربابان کفر و شیطان‌های سرکش] دوری کردند و به سوی خدا بازگشتند، بر آنان مژده باد؛ پس به بندگانم مژده ده.///و کسانی که از پرستیدن طاغوت [یعنی بت‌ها، اربابان کفر و شیطان‌های سرکش] دوری کردند و به سوی خدا بازگشتند، بر آنان مژده باد؛ پس به بندگانم مژده ده.///و کسانى را که از پرستش بتان پرهیز کرده‌اند و به خدا روى آورده‌اند بشارت است. پس بندگان مرا بشارت ده:///و کسانى که از بندگى طاغوت اجتناب کرده و به خدا روى آورده‌اند، آنها را بشارت است. پس بندگان مرا بشارت بده///و [لى‌] آنان که خود را از طاغوت به دور مى‌دارند تا مبادا او را بپرستند و به سوى خدا بازگشته‌اند آنان را مژده باد، پس بشارت ده به آن بندگان من که:///و کسانى که از بندگى طاغوت، دورى جستند و به سوى خدا بازگشتند، بر آنان مژده باد! پس بندگان مرا بشارت بده!///و آنان که از پرستش طاغوت دوری جستند و به درگاه خدا با توبه و انابه باز گشتند آنها را بشارت و مژده رحمت است، (ای رسول) تو هم بندگان مرا (به لطف و رحمت من) بشارت آر.///و کسانی که از طاغوت پرهیز کرده‌اند از اینکه بپرستندش، و به سوی خداوند باز گشته‌اند، بشارت [/بهشت‌] ایشان راست، پس بندگانم را بشارت ده‌///و کسانی که از عبادت طاغوت پرهیز کردند و به سوی خداوند بازگشتند، بشارت از آن آنهاست؛ پس بندگان مرا بشارت ده!///و آنان که دوری گزیدند از ستمگر سرکش که بپرستندش و بازگشتند بسوی خدا ایشان را است مژده پس مژده ده بندگان مرا///و کسانی که خود را از طغیانگران بس دور داشته‌اند، (که) ایشان را بپرستند، و سوی خدا بازگشته‌اند، آنان را مژده باد. پس بندگانم را بشارت ده، quran_en_fa Those who listen to the Word, and follow the best (meaning) in it: those are the ones whom Allah has guided, and those are the ones endued with understanding. آنان که سخن را می‌شنوند و از بهترینش پیروی می‌کنند، اینانند کسانی که خدا هدایتشان کرده، و اینان همان خردمندانند.///آنان که سخن را می‌شنوند و از بهترینش پیروی می‌کنند، اینانند کسانی که خدا هدایتشان کرده، و اینان همان خردمندانند.///آن کسانى که به سخن گوش مى‌دهند و از بهترین آن پیروى مى‌کنند، ایشانند کسانى که خدا هدایتشان کرده و اینان خردمندانند.///همان‌هایى که به سخن گوش فرا مى‌دهند و بهترین آن را پیروى مى‌کنند. اینانند که خدایشان هدایت کرده و هم اینانند خردمندان///به سخن گوش فرامى‌دهند و بهترین آن را پیروى مى‌کنند؛ اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان.///آنان که سخن را مى‌شنوند و بهترین آن را پیروى مى‌کنند. آنانند که خداوند هدایتشان کرده، و آنانند همان خردمندان.///آن بندگانی که سخن بشنوند و به نیکوتر آن عمل کنند، آنان هستند که خدا آنها را (به لطف خاص خود) هدایت فرموده و هم آنان به حقیقت خردمندان عالمند.///همان کسانی را که قول [نیک و حق‌] را می‌شنوند و آنگاه از بهترین آن پیروی می‌کنند، اینانند که خداوند هدایتشان کرده است و اینانند که خردمندانند///همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند.///آنان که می‌شنوند سخن را پس پیروی می‌کنند بهترش را آنانند که رهبریشان کرده است خدا و آنانند دارندگان خردها///کسانی که به سخن گوش فرا می‌دهند، پس بهترینش را پیروی می‌کنند. اینانند که خدایشان راه نموده و ایشانند، (هم) اینان اندیشمندان خالص. quran_en_fa Is, then, one against whom the decree of Punishment is justly due (equal to one who eschews Evil)? Wouldst thou, then, deliver one (who is) in the Fire? آیا کسی که فرمان عذاب بر او محقق و ثابت شده [راه گریزی از آن دارد؟] آیا کسی را که در آتش است، تو نجات می‌دهی؟///آیا کسی که فرمان عذاب بر او محقق و ثابت شده [راه گریزی از آن دارد؟] آیا کسی را که در آتش است، تو نجات می‌دهی؟///آیا کسى را که حکم عذاب بر او محقق شده، تو مى‌توانى او را که در آتش است برهانى؟///پس آیا کسى که حکم عذاب بر او قطعى شده [رهایى خواهد یافت؟] آیا تو کسى را که در آتش است رها توانى کرد///پس آیا کسى که فرمان عذاب بر او واجب آمده [کجا روى رهایى دارد]؟ آیا تو کسى را که در آتش است مى‌رهانى؟///پس آیا کسى را که حکم عذاب بر او حتمى شده است، [مى‌توانى هدایت کنى؟] آیا تو مى‌توانى کسى را که در آتش است، رهایى بخشى؟///آیا کسی که وعده عذاب خدا بر او محقق و حتمی (و به دوزخ قهر و شقاوت معذب) است تو (به پند و نصیحت) می‌توانی از آن آتش قهرش برهانی؟!///آیا کسی که حکم عذاب بر او تحقق یافته [و دوزخی‌] است، آیا تو کسی را که در دوزخ است می‌رهانی؟///آیا تو می‌توانی کسی را که فرمان عذاب درباره او قطعی شده رهایی بخشی؟! آیا تو میتوانی کسی را که در درون آتش است برگیری و نجات دهی؟!///آیا آنکه استوار شد بر او سخن عذاب آیا تو می‌رهانی آن را که در آتش است‌///آیا پس کسی که فرمان عذاب بر او به حق و ثابت آمده (کجا روی رهایی دارد)؟ آیا تو کسی را که در آتش است می‌رهانی‌؟ quran_en_fa But it is for those who fear their Lord. That lofty mansions, one above another, have been built: beneath them flow rivers (of delight): (such is) the Promise of Allah: never doth Allah fail in (His) promise. ولی کسانی که از پروردگارشان پروا داشتند، برای آنان غرفه هایی است که از فراز آنها غرفه هایی دیگر بنا شده و از زیر آنها نهرها جاری است. خدا این وعده را داده است؛ خدا خلف وعده نمی‌کند.///ولی کسانی که از پروردگارشان پروا داشتند، برای آنان غرفه هایی است که از فراز آنها غرفه هایی دیگر بنا شده و از زیر آنها نهرها جاری است. خدا این وعده را داده است؛ خدا خلف وعده نمی‌کند.///اما براى آنان که از خدا مى‌ترسند غرفه‌هایى است بر فراز هم ساخته، که از زیرشان جویباران روان است. این وعده خداست و خدا وعده خود خلاف نخواهد کرد.///لیکن کسانى که از پروردگارشان پروا داشتند، براى ایشان غرفه‌هایى است که بالاى آنها غرفه‌هایى [دیگر] بنا شده که نهرها از زیر آن روان است وعده‌ى خداست [و] خدا خلف وعده نمى‌کند///لیکن کسانى که از پروردگارشان پروا داشتند، براى ایشان غرفه‌هایى است که بالاى آنها غرفه‌هایى [دیگر] بنا شده است؛ نهرها از زیر آن روان است. وعده خداست؛ خدا خلاف وعده نمى‌کند.///ولى کسانى که از پروردگارشان پروا دارند، غرفه‌هایى برای آنها [در بهشت] است که بالاى آنها، غرفه‌هاى دیگرى ساخته شده، و از زیر آنها نهرها جارى است. [این،] وعده‌ى الهى است. و خدا در وعده‌اش خلاف نمى‌کند.///لیکن آنان که متقی و خدا ترس شدند برای آنها (در بهشت رضوان و باغ فردوس جاویدان) کاخ و عمارتها بالای یکدیگر بنا شده است که در جلو آن عمارات نهرهای آب جاری است. (این بهشت ابد) وعده خداست که خدا هرگز وعده خود را خلاف نخواهد کرد.///ولی کسانی که از پروردگارشان پروا داشته‌اند، غرفه‌هایی دارند که بر فراز آنها غرفه‌هایی ساخته شده است، [و] از فرو دست آن جویباران جاری است، این وعده الهی است [و] خداوند در وعده‌ [اش‌] خلاف نمی‌کند///ولی آنها که تقوای الهی پیشه کردند، غرفه‌هایی در بهشت دارند که بر فراز آنها غرفه‌های دیگری بنا شده و از زیر آنها نهرها جاری است این وعده الهی است، و خداوند در وعده خود تخلف نمی‌کند!///لیکن آنان که ترسیدند پروردگار خویش را برای ایشان است غرفه‌هائی که از فراز آنهاست غرفه‌هائی ساخته روان است از زیر آنها جویها وعده خدا است نشکند خدا وعده خویش را///لیکن کسانی که از پروردگارشان پروا داشتند برایشان غرفه‌هایی است که از بالای آنها غرفه‌هایی (دیگر) بنا شده (و) نهرها از زیر آنها روان است. وعده‌ی خدا را (بپذیر که) خدا خلاف وعده نمی‌کند. quran_en_fa Seest thou not that Allah sends down rain from the sky, and leads it through springs in the earth? Then He causes to grow, therewith, produce of various colours: then it withers; thou wilt see it grow yellow; then He makes it dry up and crumble away. Truly, in this, is a Message of remembrance to men of understanding. آیا ندانسته‌ای که خدا از آسمان آبی نازل کرد، پس آن را به صورت چشمه هایی در زمین درآورد، آن گاه به وسیله آن زراعتی را که رنگ هایش گوناگون است، بیرون می‌آورد، سپس [آن زراعت] خشک می‌شود، در نتیجه آن را به رنگ زرد بینی، پس آن را ریز ریز و در هم شکسته می‌کند؛ بی تردید در این [دگرگونی‌ها] برای خردمندان هشدار و عبرتی است.///آیا ندانسته‌ای که خدا از آسمان آبی نازل کرد، پس آن را به صورت چشمه هایی در زمین درآورد، آن گاه به وسیله آن زراعتی را که رنگ هایش گوناگون است، بیرون می‌آورد، سپس [آن زراعت] خشک می‌شود، در نتیجه آن را به رنگ زرد بینی، پس آن را ریز ریز و در هم شکسته می‌کند؛ بی تردید در این [دگرگونی‌ها] برای خردمندان هشدار و عبرتی است.///آیا ندیده‌اى که خدا از آسمان باران فرستاد و آن را چون چشمه‌سارهایى در زمین روان گردانید، آنگاه به آن کشته‌هاى رنگارنگ برویانید، سپس همه خشک مى‌شوند و مى‌بینى که زرد شده‌اند، آنگاه خردشان مى‌سازد؟ هر آینه خردمندان را در آن اندرزى است.///آیا ندیدى که خدا از آسمان، آبى فرستاد، پس آن را به چشمه‌هایى که در زمین است راه داد، آن‌گاه به وسیله آن کشتزارى با رنگ‌هاى گوناگون بیرون مى‌آورد، سپس خشک مى‌گردد، آن‌گاه آن را [به تدریج‌] زرد و بى‌روح مى‌بینى، سپس خردش مى‌گرداند؟ قطعا در این [دگرگونى///مگر ندیده‌اى که خدا از آسمان، آبى فرود آورد پس آن را به چشمه‌هایى که در [طبقات زیرین‌] زمین است راه داد، آنگاه به وسیله آن کشتزارى را که رنگهاى آن گوناگون است بیرون مى‌آورد، سپس خشک مى‌گردد، آنگاه آن را زرد مى‌بینى، سپس خاشاکش مى‌گرداند. قطعا در این [دگرگونیها] براى صاحبان خرد عبرتى است.///آیا ندیده‌اى که خداوند از آسمان آبى فروفرستاد، پس آن را به صورت چشمه‌هایى در زمین روان کرد. سپس با آن، کشت‌هایى رنگارنگ برمى‌آورد. آن‌گاه آن کشت‌ها با هیجان رشد مى‌کند، [تا آن که مى‌خشکد،] پس آن را زرد مى‌بینى. سپس آن را به صورت کاه و خاشاک درمى‌آورد. بى‌گمان در این [دگرگونى‌ها] براى خردمندان پند و یادآورى است [که دنیا ناپایدار است].///آیا (نشانه لطف‌های خدا را در دنیا) نمی‌بینی که خدا از آسمان آب باران نازل گردانید و آن را در روی زمین در نهرها و جویها روان ساخت آن گاه انواع نباتات گوناگون بدان برویاند باز (از سبزی و خرمی) رو به خزان آرد و نخست بنگری که زرد شود و آن گاه خدا (چوب و علف) خشکش گرداند؟ همانا در آن صاحبان عقل را تذکر (قدرت و رحمت الهی) است.///آیا ننگریسته‌ای که خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد و آن را در [مخزن‌] چشمه‌ساران در دل زمین راه داد، سپس بدان کشت گوناگون بر می‌آورد، سپس [آن کشت‌] می‌خشکد و آن را زرد می‌بینی، سپس آن را خرد و خوار می‌کند، در این امر برای خردمندان یادآوری است‌///آیا ندیدی که خداوند از آسمان آبی فرستاد و آن را بصورت چشمه‌هایی در زمین وارد نمود، سپس با آن زراعتی را خارج می‌سازد که رنگهای مختلف دارد؛ بعد آن گیاه خشک می‌شود، بگونه‌ای که آن را زرد و بی‌روح می‌بینی؛ سپس آن را در هم می‌شکند و خرد می‌کند؛ در این مثال تذکری است برای خردمندان (از ناپایداری دنیا)!///آیا ندیدی که خدا فرستاده است از آسمان آبی پس براندش به خزانه‌هائی در زمین تا برون آرد بدان کشتی را که گوناگون است رنگهایش پس بخشکد که بینیش زرد شده سپس بگرداندش کوبیده همانا در این است یادآوردنی برای خردمندان‌///آیا ندیدی که به‌راستی خدا از آسمان، آبی فرود آورد. پس آن را به چشمه‌هایی که در (طبقات زیرین) زمین است نفوذ داد؛ آن‌گاه با آن کشتزاری را که رنگ‌های آن گوناگون است بیرون می‌آورد. سپس (آن کشتزارها) به هیجان آمده. پس آن را بسی زرد می‌بینی، سپس خاشاکش می‌گرداند. بی‌گمان در این (دگرگونی‌ها) برای خردمندان یادواره‌ای است. quran_en_fa Is one whose heart Allah has opened to Islam, so that he has received Enlightenment from Allah, (no better than one hard-hearted)? Woe to those whose hearts are hardened against celebrating the praises of Allah! they are manifestly wandering (in error)! آیا کسی که خدا سینه‌اش را برای [پذیرفتن] اسلام گشاده است، و بهره مند از نوری از سوی پروردگار خویش است [مانند کسی است که سینه‌اش از پذیرفتن اسلام تنگ است؟] پس وای بر آنان که دل هایشان از یاد کردن خدا سخت است، اینان در گمراهی آشکار هستند.///آیا کسی که خدا سینه‌اش را برای [پذیرفتن] اسلام گشاده است، و بهره مند از نوری از سوی پروردگار خویش است [مانند کسی است که سینه‌اش از پذیرفتن اسلام تنگ است؟] پس وای بر آنان که دل هایشان از یاد کردن خدا سخت است، اینان در گمراهی آشکار هستند.///آیا کسى که خدا دلش را بر روى اسلام گشود و او در پرتو نور پروردگارش جاى دارد، همانند کسى است که ایمان ندارد؟ پس واى بر سخت‌دلانى که یاد خدا در دلهاشان راه ندارد، که در گمراهى آشکار هستند.///پس آیا کسى که خدا سینه‌اش را براى اسلام گشاده و او بر نورى از جانب پروردگار خویش است [مانند سختدلان است‌]؟ پس واى بر سنگدلانى که یاد خدا نمى‌کنند. اینان در گمراهى آشکارند///پس آیا کسى که خدا سینه‌اش را براى [پذیرش‌] اسلام گشاده، و [در نتیجه‌] برخوردار از نورى از جانب پروردگارش مى‌باشد [همانند فرد تاریکدل است‌]؟ پس واى بر آنان که از سخت‌دلى یاد خدا نمى‌کنند؛ اینانند که در گمراهى آشکارند.///آیا کسى که خداوند سینه‌اش را براى [پذیرش] اسلام گشاده است، پس او از سوی پروردگارش بهره‌مند از نورى است، [مانند کسى است که در تنگناى تعصب و لجاجت و غرور است؟ نه!] پس واى بر آنان که از سنگدلى یاد خدا نمى‌کنند. آنان در گمراهى آشکارند.///آیا آن کس را که خدا برای اسلام شرح صدر (و فکر روشن) عطا فرمود که وی به نور الهی روشن است (چنین کس با مردم کافر بی نور تاریک دل یکسان است)؟ پس وای بر آنان که از قساوت (و شقاوت) دلهاشان از یاد خدا فارغ است! اینان هستند که دانسته به ضلالت و گمراهیند.///آیا کسی که خداوند دلش را به اسلام گشاده داشته است، و از سوی پروردگارش برخوردار از نوری [هدایت‌] است [همانند سختدلان است؟]، پس وای بر آنان که از ترک یاد الهی، سخت دل هستند، اینانند که در گمراهی آشکارند///آیا کسی که خدا سینه‌اش را برای اسلام گشاده است و بر فراز مرکبی از نور الهی قرار گرفته (همچون کوردلان گمراه است؟!) وای بر آنان که قلبهایی سخت در برابر ذکر خدا دارند! آنها در گمراهی آشکاری هستند!///آیا آنکه بگشوده است خدا سینه‌اش را برای اسلام پس او است بر نشانیی از پروردگار خویش پس وای بر سنگین‌دلان از یاد خدا آنانند در گمراهیی آشکار///پس آیا کسی که خدا سینه‌اش را برای (پذیرش) اسلام گشوده، پس او (هم) بر نوری از پروردگارش سلطه و سیطره دارد (همانند فرد تاریک‌دل است)؟ پس وای بر سخت‌دلان از یاد خدا. اینانند که در ژرفای گمراهی آشکارگرند. quran_en_fa Allah has revealed (from time to time) the most beautiful Message in the form of a Book, consistent with itself, (yet) repeating (its teaching in various aspects): the skins of those who fear their Lord tremble thereat; then their skins and their hearts do soften to the celebration of Allah's praises. Such is the guidance of Allah: He guides therewith whom He pleases, but such as Allah leaves to stray, can have none to guide. خدا نیکوترین سخن را نازل کرد، کتابی که [آیاتش در نظم، زیبایی، فصاحت، بلاغت و عمق محتوا] شبیه یکدیگر است، مشتمل بر داستان‌های پندآموز [و امر، نهی، وعده، وعید، حلال و حرام] است؛ از شنیدن آیاتش پوست کسانی که از پروردگارشان می‌هراسند به هم جمع می‌شود، آن گاه پوستشان و دلشان به یاد خدا نرم می‌گردد و آرامش می‌یابد. این هدایت خداست که هر که را بخواهد به آن راهنمایی می‌کند؛ و هر که را خدا [به کیفر کفر و عنادش] گمراه کند، او را هیچ هدایت کننده‌ای نخواهد بود.///خدا نیکوترین سخن را نازل کرد، کتابی که [آیاتش در نظم، زیبایی، فصاحت، بلاغت و عمق محتوا] شبیه یکدیگر است، مشتمل بر داستان‌های پندآموز [و امر، نهی، وعده، وعید، حلال و حرام] است؛ از شنیدن آیاتش پوست کسانی که از پروردگارشان می‌هراسند به هم جمع می‌شود، آن گاه پوستشان و دلشان به یاد خدا نرم می‌گردد و آرامش می‌یابد. این هدایت خداست که هر که را بخواهد به آن راهنمایی می‌کند؛ و هر که را خدا [به کیفر کفر و عنادش] گمراه کند، او را هیچ هدایت کننده‌ای نخواهد بود.///خدا بهترین سخن را نازل کرده است. کتابى متشابه و دوتا دوتا، که از تلاوت آن کسانى را که از پروردگارشان مى‌ترسند از خوف تن بلرزد. سپس تن و جانشان به یاد خدا بیارامد. این راه خداست که هر که را بخواهد بدان راهنمایى مى‌کند، و هر که را خدا گمراه کند او را هیچ راهنمایى نخواهد بود.///خدا زیباترین سخن را به صورت کتابى که [آیاتش‌] همانند یکدیگر و با هم سازگار است نازل کرده است. آنان که از پروردگارشان خشیت دارند، پوست بدنشان از آن به لرزه مى‌افتد. سپس پوستشان و دلشان به یاد خدا نرم و آرام مى‌گردد. این است هدایت خدا که هر کس را بخواه///خدا زیباترین سخن را [به صورت‌] کتابى متشابه، متضمن وعد و وعید، نازل کرده است. آنان که از پروردگارشان مى‌هراسند، پوست بدنشان از آن به لرزه مى‌افتد، سپس پوستشان و دلشان به یاد خدا نرم مى‌گردد. این است هدایت خدا، هر که را بخواهد، به آن راه نماید، و هر که را خدا گمراه کند او را راهبرى نیست.///خداوند بهترین سخن را در قالب کتابى نازل کرد، [که آیاتش] مشابه [یکدیگر] و هر یک دیگرى را شرح مى‌کند. از [تلاوت آیات] آن کسانى که از پروردگارشان مى‌ترسند، پوستشان به لرزه مى‌افتد. سپس به یاد خدا، پوست‌ها و دل‌هاى آنان نرم و آرام مى‌شود. این است هدایت خداوند. که هر کس را بخواهد، [و شایسته بداند،] به آن هدایت مى‌کند. و هر کس را خدا [به خاطر فسق و فسادش] گمراه نماید، پس هیچ هدایت‌گرى براى او نیست.///خدا قرآن را فرستاد که بهترین حدیث (و نیکوترین سخن آسمانی خدا) است، کتابی که آیاتش همه (در کمال فصاحت و اعجاز) با هم مشابه است و در آن ثنای خدا (و خاصان خدا) مکرر می‌شود، که از تلاوت (آیات قهر) آن خدا ترسان را لرزه بر اندام افتد و (با آیات رحمت) باز آرام و سکونت یابند و دلهایشان به ذکر خدا مشغول گردد. این (کتاب) همان (رحمت و) هدایت خداست که هر که را خواهد به آن رهبری فرماید، و هر کس را خدا به گمراهیش واگذارد دیگر هیچ هدایت کننده‌ای نخواهد داشت.///خداوند بهترین سخن را در هیئت کتابی همگون و مکرر فرو فرستاد، که پوستهای کسانی که از پروردگارشان خشیت دارند از آن به لرزه در آید، سپس [آرامش یابند و] پوستهایشان و دلهایشان با یاد خدا نرم شود، این هدایت الهی است که به آن هر کس را که بخواهد به راه می‌آورد، و هر کس که خداوند بیراهش گذارده باشد، رهنمایی ندارد///خداوند بهترین سخن را نازل کرده، کتابی که آیاتش (در لطف و زیبایی و عمق و محتوا) همانند یکدیگر است؛ آیاتی مکرر دارد (با تکراری شوق‌انگیز) که از شنیدن آیاتش لرزه بر اندام کسانی که از پروردگارشان می‌ترسند می‌افتد؛ سپس برون و درونشان نرم و متوجه ذکر خدا می‌شود؛ این هدایت الهی است که هر کس را بخواهد با آن راهنمایی می‌کند؛ و هر کس را خداوند گمراه سازد، راهنمایی برای او نخواهد بود!///خدا فرستاد نکوترین داستان را نامه‌ای همانند برگردانهائی که موی راست شود از آن بر پیکر آنان که می‌ترسند پروردگار خویش را سپس نرم شود پوستها و دلهای ایشان بسوی یاد خدا این است رهبری خدا که هدایت کند بدان هر که را خواهد و آن را که گمراه کند خدا پس نیستش راهنمائی‌///خدا زیباترین حدیث (وحیانی) را (به صورت) کتابی متشابه (که آیاتش همانند با یکدیگرند) نازل کرده. آنان که از پروردگارشان می‌هراسند، پوست‌های بدنشان از آن می‌لرزد و سخت می‌شود (و) سپس پوست‌هاشان و دل‌هاشان سوی یاد خدا نرم می‌گردد. این است هدایت خدا. هر که را بخواهد به آن (قرآن) راه نماید. و هر که را خدا گمراه گذارد او را راهبری نیست. quran_en_fa Is, then, one who has to fear the brunt of the Penalty on the Day of Judgment (and receive it) on his face, (like one guarded therefrom)? It will be said to the wrong-doers: "Taste ye (the fruits of) what ye earned!" آیا کسی که روز قیامت [به خاطر بسته بودن دست هایش می‌کوشد که] با صورت خود گزند عذاب را دفع کند [مانند کسی است که ایمن از عذاب است؟] به ستمکاران گویند: آنچه را همواره مرتکب می‌شدید، بچشید.///آیا کسی که روز قیامت [به خاطر بسته بودن دست هایش می‌کوشد که] با صورت خود گزند عذاب را دفع کند [مانند کسی است که ایمن از عذاب است؟] به ستمکاران گویند: آنچه را همواره مرتکب می‌شدید، بچشید.///آیا آن کس که در روز قیامت با چهره خویش عذاب سخت قیامت را از خود بازمى‌دارد همانند کسى است که بهشتى است؟ به ستمکاران گفته مى‌شود: به کیفر کارهایى که مى‌کرده‌اید عذاب را بچشید.///پس آیا آن کس که در روز قیامت [دست بسته‌] با صورت خود آن عذاب سخت را دفع مى‌کند [مانند کسى است که از عذاب الهى ایمن است؟] و به ستمگران گفته مى‌شود: آنچه را که دستاوردتان است بچشید///پس آیا آن کس که [به جاى دستها] با چهره خود، گزند عذاب را روز قیامت دفع مى‌کند [مانند کسى است که از عذاب ایمن است‌]؟ و به ستمگران گفته مى‌شود: «آنچه را که دستاوردتان بوده است بچشید.»///پس آیا کسى که [با ایمان و نیکوکاری] روى خود را از عذاب بد روز قیامت دور مى‌سازد، [مانند کسى است که از قهر الهى در قیامت غافل است]؟ و [در آن روز] به ستمگران گفته مى‌شود: «بچشید آنچه را به دست مى‌آوردید!»///آیا آن کس که روز قیامت برای پرهیز از سختی عذاب دوزخ ناچار است که رخسارش را مقابل آتش سپر گرداند (مانند کسی است که از آن عذاب ایمن و آسوده است)؟ و (آن روز) به ظالمان خطاب شود که اینک کیفر ستمهایی که می‌کردید بچشید.///آیا کسی که روز قیامت از بدترین عذاب جان به در برد [مانند کسی است که از آن در امان نیست؟]، و به ستمکاران [مشرک‌] گفته شود [نتیجه‌] کاری را که کرده بودید بچشید///آیا کسی که با صورت خود عذاب دردناک (الهی) را در روز قیامت دور می‌سازد (همانند کسی است که هرگز آتش دوزخ به او نمی‌رسد)؟! و به ظالمان گفته می‌شود: «بچشید آنچه را به دست می‌آوردید (و انجام می‌دادید)!»///آیا آنکه دور کند بروی خویش بدی عذاب را روز قیامت و گفته شد به ستمگران بچشید آنچه را بودید فراهم می‌کردید///پس آیا آن کس که (به جای دست‌ها) با چهره‌ی خود گزند عذاب را (در) روز قیامت به سختی دفع می‌کند (مانند کسی است که از عذاب ایمن است)؟ و به ستمگران گفته شد: «آنچه را که دستاوردتان بوده است بچشید.» quran_en_fa Those before them (also) rejected (revelation), and so the Punishment came to them from directions they did not perceive. کسانی [هم] که پیش از آنان بودند [آیات خدا را] تکذیب کردند، پس از آنجا که گمان نمی‌کردند، عذاب به سویشان آمد.///کسانی [هم] که پیش از آنان بودند [آیات خدا را] تکذیب کردند، پس از آنجا که گمان نمی‌کردند، عذاب به سویشان آمد.///پیشینیانشان تکذیب کردند و عذاب از جایى که نمى‌دانستند بر سرشان رسید.///کسانى [هم‌] که پیش از آنان بودند به تکذیب پرداختند، پس از آن جا که حدس نمى‌زدند عذاب به سراغشان آمد///کسانى [هم‌] که پیش از آنان بودند به تکذیب پرداختند، و از آنجا که حدس نمى‌زدند عذاب برایشان آمد.///کسانى که پیش از این کافر بودند [نیز، پیامبران را] تکذیب کردند. پس از آنجا که حدس نمى‌زدند، عذاب به سراغشان آمد.///آنان که پیش از این امت بودند نیز (پیغمبران خود را) تکذیب کردند پس، از جایی که پی نمی‌بردند عذاب (قهر حق) بر آنها فرود آمد.///پیشینیان آنان هم تکذیب [پیامبران و کتب آسمانی‌] پیشه کردند، آنگاه عذاب به نحوی که گمانش را نمی‌بردند بر سرشان آمد///کسانی که قبل از آنها بودند نیز (آیات ما را) تکذیب نمودند، و عذاب (الهی) از جایی که فکر نمی‌کردند به سراغشان آمد!///تکذیب کردند آنان که پیش از ایشان بودند پس بیامدشان عذاب از جائی که نمی‌دانستند///کسانی (هم) که پیش از آنان بودند تکذیب کردند، و از آنجا که دقت و گمان نمی‌کردند، (نابهنگام) عذاب برایشان آمد. quran_en_fa So Allah gave them a taste of humiliation in the present life, but greater is the punishment of the Hereafter, if they only knew! پس خدا در زندگی دنیا خواری و رسوایی را به آنان چشانید؛ و اگر معرفت و آگاهی داشتند [توجه می‌کردند که] عذاب آخرت بزرگ‌تر است.///پس خدا در زندگی دنیا خواری و رسوایی را به آنان چشانید؛ و اگر معرفت و آگاهی داشتند [توجه می‌کردند که] عذاب آخرت بزرگ‌تر است.///خدا در این جهان رسوایشان ساخت؛ ولى اگر بدانند، عذاب آخرت بزرگتر است.///پس خدا در زندگى دنیا رسوایى را به آنان چشانید و قطعا عذاب آخرت بزرگ‌تر است، اگر مى‌دانستند///پس خدا در زندگى دنیا رسوایى را به آنان چشانید، و اگر مى‌دانستند، قطعا عذاب آخرت بزرگتر است.///پس خداوند در زندگى دنیا، خوارى و رسوایى را به آنان چشاند. و قطعا عذاب آخرت بزرگ‌تر است، اگر می‌دانستند.///پس خدا عذاب ذلت و خواری را در زندگانی دنیا به آنها چشانید در صورتی که عذاب آخرت آنها اگر بدانند بسیار سخت‌تر است.///سپس خداوند به آنان در زندگانی دنیا خفت و خواری چشانید، و اگر می‌دانستند عذاب اخروی سهمگین‌تر است‌///پس خداوند خواری را در زندگی این دنیا به آنها چشانید، و عذاب آخرت شدیدتر است اگر می‌دانستند.///پس چشانید خدا بدیشان خواری را در زندگانی دنیا و همانا عذاب آخرت است بزرگتر اگر بودند می‌دانستند///پس خدا در زندگی دنیا خواری (و رسوایی) را به آنان چشانید. و اگر می‌دانسته‌اند به‌راستی عذاب آخرت بزرگ‌تر است. quran_en_fa We have put forth for men, in this Qur'an every kind of Parable, in order that they may receive admonition. و ما برای مردم در این قرآن از هر گونه مثل و سرگذشت عبرت آموزی بیان کرده‌ایم، باشد که متذکر شوند.///و ما برای مردم در این قرآن از هر گونه مثل و سرگذشت عبرت آموزی بیان کرده‌ایم، باشد که متذکر شوند.///ما در این قرآن براى مردم هر گونه مثلى آوردیم، شاید پند گیرند.///و به راستى در این قرآن از هر گونه مثلى براى مردم آوردیم، باشد که آنان پند گیرند///و در این قرآن از هر گونه مثلى براى مردم آوردیم، باشد که آنان پندگیرند.///و همانا ما در این قرآن از هر نوع مثلى زدیم، تا شاید پند گیرند.///و ما در این قرآن برای (هدایت) مردم هر گونه مثلهای روشن آوردیم، باشد که خلق متذکر (حقایق آن) شوند.///و برای مردم در این قرآن از هر گونه مثل زده‌ایم، باشد که پندگیرند///ما برای مردم در این قرآن از هر نوع مثلی زدیم، شاید متذکر شوند.///و همانا زدیم برای مردم در این قرآن از هر مثلی شاید یادآور شوند///و بی‌گمان در این قرآن از هرگونه مثلی به‌راستی برای مردمان آوردیم شاید آنان پند گیرند. quran_en_fa (It is) a Qur'an in Arabic, without any crookedness (therein): in order that they may guard against Evil. قرآنی است گویا و روشن بدون هر گونه انحراف و کژی، برای اینکه [در سایه تعالیمش از شرک، عصیان و فساد] بپرهیزند.///قرآنی است گویا و روشن بدون هر گونه انحراف و کژی، برای اینکه [در سایه تعالیمش از شرک، عصیان و فساد] بپرهیزند.///قرآنى به زبان عربى بى هیچ انحراف و کجى. شاید پروا کنند.///قرآن عربى که هیچ کژى در آن نیست. باشد که آنها راه تقوا پویند///قرآنى عربى، بى‌هیچ کژى؛ باشد که آنان راه تقوا پویند.///قرآنى عربى [و فصیح]، بى­هیچ انحراف و کژى. شاید مردم پرهیزکار شوند.///همان قرآن عربی فصیح که در آن هیچ ناراستی و حکم ناصواب نیست، باشد که مردم (از آن پند گرفته و) پرهیزگار شوند.///که قرآنی است عربی [/شیوا] بدون کژی و کاستی، باشد که پروا پیشه کنند///قرآنی است فصیح و خالی از هر گونه کجی و نادرستی، شاید آنان پرهیزگاری پیشه کنند!///قرآنی است عربی نادارنده کجی شاید ایشان پرهیز کنند///قرآنی روشن (بیان) را بی‌هیچ کژی (فرو فرستادیم). شاید آنان پروا کنند. quran_en_fa Allah puts forth a Parable a man belonging to many partners at variance with each other, and a man belonging entirely to one master: are those two equal in comparison? Praise be to Allah! but most of them have no knowledge. خدا [برای فهماندن حقیقت توحید و شرک] مثلی زده است: مردی را که اربابانی ناسازگار و بداخلاق در [مالکیت] او شریک اند، و مردی که فقط برده یک مالک است، آیا این دو برده از جهت فرمان گرفتن و فرمان بردن با هم یکسانند؟ [موحدان که بنده خدای یکتا هستند، دارای زندگی منظم و پاک و آخرتی آبادند، و مشرکان که فرمان بران اربابان گوناگونند، دارای زندگی پریشان و آخرتی خراب اند.] همه ستایش‌ها ویژه خداست. بلکه بیشترشان [به آثار و منافع بندگی خدا] معرفت و آگاهی ندارند.///خدا [برای فهماندن حقیقت توحید و شرک] مثلی زده است: مردی را که اربابانی ناسازگار و بداخلاق در [مالکیت] او شریک اند، و مردی که فقط برده یک مالک است، آیا این دو برده از جهت فرمان گرفتن و فرمان بردن با هم یکسانند؟ [موحدان که بنده خدای یکتا هستند، دارای زندگی منظم و پاک و آخرتی آبادند، و مشرکان که فرمان بران اربابان گوناگونند، دارای زندگی پریشان و آخرتی خراب اند.] همه ستایش‌ها ویژه خداست. بلکه بیشترشان [به آثار و منافع بندگی خدا] معرفت و آگاهی ندارند.///خدا مثلى مى‌زند: مردى را که چند تن در او شریکند و بر سر او اختلاف دارند. و مردى که تنها از آن یکى باشد. آیا این دو با هم برابرند؟ سپاس خدا را. نه، بیشترشان نمى‌دانند.///خدا [در باره‌ى چند خدایى و یک خدایى‌] مردى را مثل زده است که مملوک شریکانى بدخو و ناسازگار است و مردى است که تنها تسلیم یک نفر است. آیا این دو در مثل یکسانند؟ حمد مخصوص خداست ولى بیشترشان نمى‌دانند///خدا مثلى زده است: مردى است که چند خواجه ناسازگار در [مالکیت‌] او شرکت دارند [و هر یک او را به کارى مى‌گمارند] و مردى است که تنها فرمانبر یک مرد است. آیا این دو در مثل یکسانند؟ سپاس خداى را. [نه،] بلکه بیشترشان نمى‌دانند.///خداوند [براى شرک و توحید] مثلى زده است: بنده‌اى که چند مالک ناسازگار در مالکیت او شریک باشند، [و دستورات متضاد به او بدهند،] و بنده‌اى که تنها مطیع یک نفر است، [و فقط از او دستور مى‌گیرد،] آیا این دو در مثل یکسانند؟ حمد و ستایش مخصوص خداوند است، ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///خدا (برای کفر و ایمان) مثلی زده (بیاموزید) آیا شخصی که اربابانی متعدد دارد همه مخالف یکدیگر (و هر کدام او را به کاری پر رنج و زحمت می‌گمارند) با آن شخصی که تسلیم امر یک نفر است (که به او مهربان است و هیچ تکلیف سختی نمی‌کند) حال این دو شخص یکسان است؟ خدا را سپاس (که حالشان هرگز یکسان نیست) لیکن اکثر این مردم درک (این حقیقت) نمی‌کنند.///خداوند مثلی می‌زند از مردی [/برده‌ای‌] که چند شریک درباره او ستیزجو و ناسازگارند و مردی [/برده‌ای‌] که [بی‌مدعی‌] ویژه یک مرد است، آیا این دو برابر و همانندند، سپاس خدای راست، ولی بیشترینه آنان نمی‌دانند///خداوند مثالی زده است: مردی را که مملوک شریکانی است که درباره او پیوسته با هم به مشاجره مشغولند، و مردی که تنها تسلیم یک نفر است؛ آیا این دو یکسانند؟! حمد، مخصوص خداست، ولی بیشتر آنان نمی‌دانند.///بزد خدا مثلی را مردی که در او است شریکانی ستیزه‌جوی و مردی مختص به یک مرد آیا یکسانند در مثل سپاس خدا را بلکه بیشتر ایشان نمی‌دانند///خدا مثلی زده: مردی که چند (تن خواجه) با یکدیگر در (مالکیت) او ناسازگارند. و مردی که تنها فرمانبر یک مرد است؛ آیا این دو در مثل همانند یکدیگرند؟ سپاس خدای را. (نه،) بلکه بیشترشان نمی‌دانند. quran_en_fa Truly thou wilt die (one day), and truly they (too) will die (one day). بی تردید تو می‌میری و قطعا آنان هم می‌میرند.///بی تردید تو می‌میری و قطعا آنان هم می‌میرند.///تو مى‌میرى و آنها نیز مى‌میرند.///قطعا تو خواهى مرد، و آنها [نیز] خواهند مرد///قطعا تو خواهى مرد، و آنان [نیز] خواهند مرد؛///بی‌شک تو خواهى مرد، و آنان [نیز] مردنى هستند.///(ای رسول عزیز ما) شخص تو و این خلق البته به مرگ از دار دنیا خواهید رفت.///تو میرا هستی و آنان هم میرا هستند///تو می‌میری و آنها نیز خواهند مرد!///همانا تو مرده‌ای و ایشانند مردگان‌///همانا تو مرده‌ای و آنان همواره مرده‌اند. quran_en_fa In the end will ye (all), on the Day of Judgment, settle your disputes in the presence of your Lord. سپس شما روز قیامت نزد پروردگارتان [در امر دین] مجادله خواهید کرد [که ما موحدان در دنیا حقانیت توحید را ثابت کردیم و بطلان بت پرستی را روشن نمودیم، ولی کبر شما مانع از هدایت شما شد.]///سپس شما روز قیامت نزد پروردگارتان [در امر دین] مجادله خواهید کرد [که ما موحدان در دنیا حقانیت توحید را ثابت کردیم و بطلان بت پرستی را روشن نمودیم، ولی کبر شما مانع از هدایت شما شد.]///سپس همه در روز قیامت نزد پروردگارتان با یکدیگر به خصومت خواهید پرداخت.///سپس شما روز قیامت نزد پروردگارتان مجادله خواهید کرد///سپس شما روز قیامت پیش پروردگارتان مجادله خواهید کرد.///سپس شما روز قیامت نزد پروردگارتان به کشمکش خواهید پرداخت.///آن گاه روز قیامت همه در پیشگاه عدل پروردگار خویش با یکدیگر ستیزه (و دادخواهی) می‌کنید.///سپس شما در روز قیامت در برابر پروردگارتان مجادله [و محاکمه‌] می‌کنید///سپس شما روز قیامت نزد پروردگارتان مخاصمه می‌کنید.///سپس شمائید روز رستاخیز نزد پروردگار خویش ستیزه‌کنان‌///سپس شما روز قیامت پیش پروردگارتان مجادله خواهید کرد. quran_en_fa Who, then, doth more wrong than one who utters a lie concerning Allah, and rejects the Truth when it comes to him; is there not in Hell an abode for blasphemers? پس چه کسی ستمکارتر است از آنکه بر خدا دروغ بندد و سخن راست و درست را چون به سوی او آمد، تکذیب کند؟ آیا دوزخ جایگاهی برای کافران نیست؟///پس چه کسی ستمکارتر است از آنکه بر خدا دروغ بندد و سخن راست و درست را چون به سوی او آمد، تکذیب کند؟ آیا دوزخ جایگاهی برای کافران نیست؟///پس کیست ستمکارتر از آن که بر خدا دروغ مى‌بندد و سخن راستى را که بر او آمده است تکذیب مى‌کند. آیا کافران را در جهنم جایگاهى نیست؟///پس کیست ستمکارتر از آن کسى که بر خدا دروغ بست و [سخن‌] راست را چون به سوى او آمد تکذیب کرد؟ آیا کافران را جاى در دوزخ نیست///پس کیست ستمگرتر از آن کس که بر خدا دروغ بست، و [سخن‌] راست را چون به سوى او آمد، دروغ پنداشت؟ آیا جاى کافران در جهنم نیست؟///پس کیست ستمکارتر از کسى که بر خداوند دروغ بست و چون سخن راست برایش آمد، تکذیب کرد؟ آیا براى کافران در دوزخ جایگاهى نیست؟///پس (در آن روز) از آن کسی که بر خدا دروغ بسته و وعده صدق رسولان خدا را که به او رسیده تکذیب کرده هیچ کس ستمکارتر هست؟ آیا منزلگاه کافران در آتش دوزخ نیست؟///پس کیست ستمکارتر از کسی که بر خداوند دروغ بندد، و دین راست و درست را چون بر او عرضه شد، تکذیب کند، آیا منزلگاه کافران در جهنم نیست؟///پس چه کسی ستمکارتر است از آن کسی که بر خدا دروغ ببندد و سخن راست را هنگامی که به سراغ او آمده تکذیب کند؟! آیا در جهنم جایگاهی برای کافران نیست؟!///پس کیست ستمگرتر از آنکه بست بر خدا دروغ را و دروغ پنداشت راست را هنگامی که بیامدش آیا نیست در دوزخ جایگاهی برای کافران‌///پس کیست ستمگرتر از کسی که بر خدا دروغ بست، و حق را چون سویش آمد تکذیب کرد. آیا در جهنم جایگاه و پناهگاهی برای کافران نیست؟ quran_en_fa And he who brings the Truth and he who confirms (and supports) it - such are the men who do right. و آنکه سخن راست و درست آورد و کسانی که آن را باور کردند، اینانند که پرهیزکارانند.///و آنکه سخن راست و درست آورد و کسانی که آن را باور کردند، اینانند که پرهیزکارانند.///و کسى که سخن راست آورد و تصدیقش کرد، آنان پرهیزگارانند.///و آن کس که [سخن‌] راست آورد و آن را تصدیق نمود [و به آن عمل کرد]، آنها حقا پرهیزکارانند///و آن کس که راستى آورد و آن را باور نمود؛ آنانند که خود پرهیزگارانند.///ولی کسى که [دین] راستین آورد و آن را باور کرد، آنانند تقواپیشگان.///و آن کس که (وعده) صدق را آورد و (آن کس که) آن را تصدیق کرد (و به خدا و قیامت ایمان آورد) هم آنها به حقیقت اهل تقوا هستند.///و آن کس که دین راست و درست را آورد و آن را باور داشت، اینانند که پرهیزگارند///اما کسی که سخن راست بیاورد و کسی که آن را تصدیق کند، آنان پرهیزگارانند!///و آنکه راستی آورد و راست پنداشتش آنانند پرهیزکاران‌///و آن کس که با راستی آمد و بدان تصدیق نمود، همانانند که خود پرهیزگارانند. quran_en_fa They shall have all that they wish for, in the presence of their Lord: such is the reward of those who do good: برای آنان نزد پروردگارشان آنچه بخواهند فراهم است؛ این است پاداش نیکوکاران؛///برای آنان نزد پروردگارشان آنچه بخواهند فراهم است؛ این است پاداش نیکوکاران؛///برایشان هر چه بخواهند در نزد پروردگارشان مهیاست. این است پاداش نیکوکاران.///براى آنها، هر چه بخواهند نزد پروردگارشان خواهد بود. این پاداش نیکوکاران است///براى آنان، هر چه بخواهند پیش پروردگارشان خواهد بود. این است پاداش نیکوکاران.///هر چه بخواهند، نزد پروردگارشان براى آنان فراهم است. این است پاداش نیکوکاران!///برای آن بندگان نزد خدایشان از هر نعمتی که بخواهند مهیاست، که این پاداش نیکو کاران عالم است.///برای آنان هر چه بخواهند در نزد پروردگارشان هست، این پاداش نیکوکاران است‌///آنچه بخواهند نزد پروردگارشان برای آنان موجود است؛ و این است جزای نیکوکاران!///ایشان را است آنچه خواهند نزد پروردگارشان این است پاداش نکوکاران‌///تنها برایشان، هر چه بخواهند پیش پروردگارشان است. این پاداش نیکی‌کنندگان است. quran_en_fa So that Allah will turn off from them (even) the worst in their deeds and give them their reward according to the best of what they have done. تا خدا [به رحمتش] زشت‌ترین اعمالی که انجام دادند از آنان محو کند، و آنان را بر پایه بهترین عملی که همواره انجام می‌دادند پاداش دهد.///تا خدا [به رحمتش] زشت‌ترین اعمالی که انجام دادند از آنان محو کند، و آنان را بر پایه بهترین عملی که همواره انجام می‌دادند پاداش دهد.///تا خدا بدترین اعمالى را که مرتکب شده‌اند از آنان بزداید، و به بهتر از آنچه مى‌کرده‌اند پاداششان دهد.///تا خدا، بدترین عملى را که انجام داده‌اند از ایشان بپوشاند و آنها را طبق بهترین اعمالى که انجام مى‌دادند پاداش دهد///تا خدا، بدترین عملى را که کرده‌اند، از ایشان بزداید، و آنان را به بهترین کارى که مى‌کرده‌اند، پاداش دهد.///تا خداوند [در سایه‌ى ایمان و صداقت آنان] بدترین کارى را که مرتکب شده‌اند، از آنها بپوشاند. و آنان را به بهترین کارى که مى‌کرده‌اند، پاداش دهد.///تا خدا زشت‌ترین گناهانشان را مستور و محو گرداند و بسی بهتر از این اعمال نیکشان به آنها پاداش عطا کند.///تا خداوند بدترین کاری را که کرده‌اند از آنان بزداید، و پاداششان را بر وفق بهترین کاری که کرده‌اند، بپردازد///تا خداوند بدترین اعمالی را که انجام داده‌اند (در سایه ایمان و صداقت آنها) بیامرزد، و آنها را به بهترین اعمالی که انجام می‌دادند پاداش دهد!///تا بزداید خدا از ایشان زشت‌ترین کاری را که کردند و بپردازد بدیشان مزد ایشان را به بهتر آنچه بودند می‌کردند///تا خدا بدترین عملی را که کرده‌اند، از ایشان بزداید، و آنان را به بهترین کاری که می‌کرده‌اند، پاداش دهد. quran_en_fa Is not Allah enough for his Servant? But they try to frighten thee with other (gods) besides Him! for such as Allah leaves to stray, there can be no guide. آیا خدا برای بنده‌اش [در همه امور] کافی نیست؟ و مشرکان [به پندار خود] تو را از کسانی که غیر خدا هستند، می‌ترسانند و هر که را خدا به کیفر [کفر و عناد] ش گمراه کند، او را هیچ هدایت کننده‌ای نخواهد بود؛///آیا خدا برای بنده‌اش [در همه امور] کافی نیست؟ و مشرکان [به پندار خود] تو را از کسانی که غیر خدا هستند، می‌ترسانند و هر که را خدا به کیفر [کفر و عناد] ش گمراه کند، او را هیچ هدایت کننده‌ای نخواهد بود؛///تو را به کسانى که سواى خدا هستند، مى‌ترسانند. آیا خدا براى نگهدارى بنده‌اش کافى نیست؟ و هر کس را که خدا گمراه سازد هیچ راهنمایى نخواهد بود.///آیا خداوند [در حمایت‌] بنده‌اش کافى نیست؟ که تو را از کسانى که غیر اویند مى‌ترسانند، و هر که را خدا گمراه کند، برایش هیچ راهنمایى نخواهد بود///آیا خدا کفایت‌کننده بنده‌اش نیست؟ و [کافران‌] تو را از آنها که غیر اویند مى‌ترسانند و هر که را خدا گمراه گرداند برایش راهبرى نیست.///آیا خداوند براى بنده‌اش کافى نیست؟ و مردم تو را از غیر خدا مى‌ترسانند. و هر کس را خدا گمراه کند، پس هیچ راهنمایى نخواهد داشت.///آیا خدای (مهربان) برای بنده‌اش کافی نیست؟ و مردم (مشرک) تو را از قدرت غیر خدا می‌ترسانند! و هر که را خدا به گمراهی خود واگذارد دیگر او را هیچ راهنمایی نخواهد بود.///آیا خداوند بنده‌اش را بسنده نیست؟ و تو را از کسانی [/معبودان ناحقی‌] که به جای او می‌پرستیدند، می‌ترسانند، و کسی که خداوند بیراهش گذارده باشد، او را رهنمایی نیست‌///آیا خداوند برای (نجات و دفاع از) بنده‌اش کافی نیست؟! اما آنها تو را از غیر او می‌ترسانند. و هر کس را خداوند گمراه کند، هیچ هدایت‌کننده‌ای ندارد!///آیا نیست خدا کفایت‌کننده بنده خویش و می‌ترسانندت بدانان که جز اویند و آن را که گمراه سازد خدا نیستش راهنمائی‌///آیا خدا برای بنده‌اش کافی نیست‌؟ حال آنکه (کافران) تو را از آنها که غیر اویند می‌ترسانند و هر که را خدا گمراه گرداند هرگز برایش هیچ راهبری نیست. quran_en_fa And such as Allah doth guide there can be none to lead astray. Is not Allah Exalted in Power, (Able to enforce His Will), Lord of Retribution? و هر که را خدا هدایت کند، او را هیچ گمراه کننده‌ای نخواهد بود. آیا خدا توانای شکست ناپذیر و صاحب انتقام نیست؟///و هر که را خدا هدایت کند، او را هیچ گمراه کننده‌ای نخواهد بود. آیا خدا توانای شکست ناپذیر و صاحب انتقام نیست؟///هر کس را که خدا راهنمایى کند، گمراه‌کننده‌اى نیست. آیا خدا پیروزمند و انتقام‌گیرنده نیست؟///و هر که را خدا هدایت کند، گمراه کننده‌اى نخواهد داشت. مگر خدا نیست که شکست‌ناپذیر دادستان نیست///و هر که را خدا هدایت کند گمراه‌کننده‌اى ندارد. مگر خدا نیست که نیرومند کیفرخواه است؟///و هر که را خداوند هدایت کند، پس هیچ گمراه‌کننده‌اى نخواهد داشت. آیا خداوند، شکست‌ناپذیر و صاحب انتقام نیست؟///و هر کس را خدا هدایت کند دیگر احدی او را گمراه نتواند کرد. آیا خدا مقتدر و غالب (بر تمام قوای عالم) و منتقم (از همه ستمکاران جهان) نیست؟///و هر کس که خداوند هدایتش کرده باشد، گمراه‌کننده‌ای ندارد، آیا خداوند پیروزمند دادستان نیست؟///و هر کس را خدا هدایت کند، هیچ گمراه‌کننده‌ای نخواهد داشت آیا خداوند توانا و دارای مجازات نیست؟!///و آنکو هدایت کندش خدا نیستش گمراه‌کننده‌ای آیا نیست خدا عزتمند انتقام‌جوی‌///و هر که را خدا هدایت کند هرگز برایش گمراه‌کننده‌ای نیست. مگر خدا عزیز دارای انتقام نیست؟ quran_en_fa If indeed thou ask them who it is that created the heavens and the earth, they would be sure to say, "Allah". Say: "See ye then? the things that ye invoke besides Allah,- can they, if Allah wills some Penalty for me, remove His Penalty?- Or if He wills some Grace for me, can they keep back his Grace?" Say: "Sufficient is Allah for me! In Him trust those who put their trust." اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفرید؟ بی تردید می‌گویند: خدا. بگو: پس مرا درباره معبودانی که به جای خدا می‌پرستید خبر دهید، که اگر خدا آسیبی را برای من بخواهد، آیا آنها می‌توانند آسیب او را از من برطرف کنند؟ یا اگر رحمتی را برای من بخواهد، آیا می‌توانند رحمتش را باز دارند؟ بگو: خدا مرا کافی است. توکل کنندگان فقط بر او توکل می‌کنند.///اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفرید؟ بی تردید می‌گویند: خدا. بگو: پس مرا درباره معبودانی که به جای خدا می‌پرستید خبر دهید، که اگر خدا آسیبی را برای من بخواهد، آیا آنها می‌توانند آسیب او را از من برطرف کنند؟ یا اگر رحمتی را برای من بخواهد، آیا می‌توانند رحمتش را باز دارند؟ بگو: خدا مرا کافی است. توکل کنندگان فقط بر او توکل می‌کنند.///اگر از آنها بپرسى: چه کسى آسمانها و زمین را آفریده است؟ خواهند گفت: خداى یکتا. بگو: پس اینهایى را که سواى او مى‌پرستید چگونه مى‌بینید؟ اگر خداى یکتا بخواهد به من رنجى برساند آیا اینان مى‌توانند آن رنج را دفع کنند؟ یا اگر بخواهد به من رحمتى ارزانى دارد، مى‌توانند آن رحمت را از من بازدارند؟ بگو: خدا براى من بس است. توکل‌کنندگان به او توکل مى‌کنند.///و اگر از آنها بپرسى چه کسى آسمان‌ها و زمین را خلق کرده؟ قطعا خواهند گفت: خدا. بگو: پس آیا به نظر شما اینها را که سواى او مى‌خوانید اگر خداوند بخواهد به من بلایى برساند آیا اینها مى‌توانند آن بلا را برطرف سازند؟ یا اگر بخواهد به من رحمتى برساند، آیا ا///و اگر از آنها بپرسى: «چه کسى آسمانها و زمین را خلق کرده؟» قطعا خواهند گفت: «خدا.» بگو: «[هان‌] چه تصور مى‌کنید، اگر خدا بخواهد صدمه‌اى به من برساند؛ آیا آنچه را به جاى خدا مى‌خوانید، مى‌توانند صدمه او را برطرف کنند؛ یا اگر او رحمتى براى من اراده کند آیا آنها مى‌توانند رحمتش را بازدارند؟» بگو: «خدا مرا بس است. اهل توکل تنها بر او توکل مى‌کنند.»///و اگر [از مشرکان] بپرسی: «چه کسى آسمان‌ها و زمین را آفرید؟» قطعا خواهند گفت: «خدا!» بگو: «پس آیا در آنچه جز خدا مى‌خوانید، نظر و اندیشه کرده‌اید؟! اگر خداوند برای من زیانى را اراده کند، آیا این بت‌ها مى‌توانند آن زیان را برطرف کنند؟ یا [اگر] خداوند براى من لطف و رحمتى را بخواهد، آیا آنها مى‌توانند مانع آن رحمت شوند؟» بگو: «خداوند براى من کافى است. اهل توکل تنها بر او توکل مى‌کنند.»///و اگر از این مشرکان بپرسی که زمین و آسمانها را که آفریده است؟ البته جواب دهند: خدا آفریده. پس به آنها بگو: چه تصور می‌کنید، آیا همه بتهایی که جز خدا می‌خوانید اگر خدا بخواهد مرا رنجی رسد آن بتان می‌توانند آن را رفع کنند؟ یا اگر خدا بخواهد مرا به رحمتی رساند بتان می‌توانند آن رحمت را از من باز دارند؟ بگو: خدا مرا کافی است، که متوکلان عالم بر او توکل می‌کنند.///و اگر از ایشان بپرسی که چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است، بی‌شک گویند خداوند، بگو ملاحظه کنید که آنچه به جای خداوند می‌پرستید، اگر خداوند در حق من بلایی خواسته باشد، آیا آنان بلاگردانش هستند؟ یا اگر در حق من خیری خواسته باشد، آیا آنان بازدارنده رحمت او هستند؟ بگو خداوند مرا کافی است، که اهل توکل بر او توکل می‌کنند///و اگر از آنها بپرسی: «چه کسی آسمانها و زمین را آفریده؟» حتما می‌گویند: «خدا!» بگو: «آیا هیچ درباره معبودانی که غیر از خدا می‌خوانید اندیشه می‌کنید که اگر خدا زیانی برای من بخواهد، آیا آنها می‌توانند گزند او را برطرف سازند؟! و یا اگر رحمتی برای من بخواهد، آیا آنها می‌توانند جلو رحمت او را بگیرند؟!» بگو: «خدا مرا کافی است؛ و همه متوکلان تنها بر او توکل می‌کنند!»///و اگر پرسیشان که آفریده است آسمانها و زمین را هر آینه گویند خدا بگو آیا دیدید آنچه را می‌خوانید جز خدا اگر خواهدم خدا به رنجی آیا هستند آنان گشاینده رنج او و اگر خواهدم به رحمتی آیا هستند آنان بازدارنده رحمتش بگو بس است مرا خدا بر او توکل کنند توکل‌کنان‌///و اگر از آنها بپرسی: «چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده‌؟» بی‌چون به‌راستی گویند: «خدا.» بگو: «آیا پس دیدید اگر خدا بخواهد زیانی به من رساند، آنچه را به جای خدا می‌خوانید، آیا آنان برطرف‌کنندگان زیان‌شان هستند؟ یا (اگر) رحمتی برایم بخواهد آیا آنان بازدارندگان رحمتش می‌باشند؟» بگو: «خدا مرا بس است. توکل‌کنندگان تنها بر او توکل می‌کنند.» quran_en_fa Say: "O my People! Do whatever ye can: I will do (my part): but soon will ye know- بگو: ای قوم من! شما بر همین حالت کفر و عنادی که هستید عمل کنید، من نیز [بر پایه ایمان و اخلاصم] عمل می‌کنم، سپس خواهید دانست،///بگو: ای قوم من! شما بر همین حالت کفر و عنادی که هستید عمل کنید، من نیز [بر پایه ایمان و اخلاصم] عمل می‌کنم، سپس خواهید دانست،///بگو: اى قوم من، بر وفق امکان خویش عمل کنید. من نیز عمل مى‌کنم. و به زودى خواهید دانست که‌///بگو: اى قوم من! آنچه در توان دارید عمل کنید، من [نیز] عمل مى‌کنم اما به زودى خواهید دانست///بگو: «اى قوم من، شما بر حسب امکانات خود عمل کنید، من [نیز] عمل مى‌کنم، پس به زودى خواهید دانست:///بگو: «اى قوم من! شما بر اساس موضع خود [هر چه در توان دارید،] کار کنید. من نیز [به وظیفه‌ى خود] عمل مى‌کنم، پس به زودى خواهید دانست،///باز بگو: ای قوم، شما را آنچه میسر است (و در خور جهل و گمراهی شماست) عمل کنید، من هم (آنچه روا دانم) عمل می‌کنم و به زودی معلوم شما گردد.///بگو ای قوم من، هر چه توانید بکنید، من نیز کننده‌ام، پس زودا بدانید///بگو: «ای قوم من! شما هر چه در توان دارید انجام دهید، من نیز به وظیفه خود عمل می‌کنم؛ اما بزودی خواهید دانست …///بگو ای قوم عمل بکنید بر توانائی خویش همانا منم عمل‌کننده پس زود است بدانید///بگو: «ای قوم من! شما بر (حسب) امکانتان (به کژی) عمل کنید، من (نیز) به راستی عمل‌کننده‌ام. پس در آینده‌ای دور خواهید دانست (که)» quran_en_fa "Who it is to whom comes a Penalty of ignominy, and on whom descends a Penalty that abides." که چه کسی را [در دنیا] عذابی خوار کننده بیاید، و [در آخرت هم] عذابی جاودانه بر او فرود آید.///که چه کسی را [در دنیا] عذابی خوار کننده بیاید، و [در آخرت هم] عذابی جاودانه بر او فرود آید.///چه کسى به عذابى که خوارش مى‌سازد گرفتار مى‌شود، یا عذاب جاوید بر سر او فرود مى‌آید.///چه کسى را عذابى خواهد آمد که رسوایش کند و در [قیامت‌] عذابى دائم بر او نازل مى‌شود/// [که‌] چه کس را عذابى که رسوایش کند خواهد آمد و عذابى پایدار بر او نازل مى‌شود.»///که بر چه کسی عذابى مى‌رسد که او را [در دنیا] خوار مى‌کند و بر او عذاب پایدار [قیامت] فرود می‌آید؟»///که عذاب با ذلت و خواری که را فرا رسد و آلام همیشگی (دوزخ) بر که فرود آید؟///که بر چه کسی عذابی فرود می‌آید که خوارش بدارد، و عذاب پاینده‌ای بر او نازل می‌گردد///چه کسی عذاب خوارکننده‌ای (در دنیا) به سراغش می‌آید، و (سپس) عذابی جاویدان (در آخرت) بر او وارد می‌گردد!»///که را آید عذابی که خوار سازدش و فرود آید بر او عذابی پایدار///«چه کسی را عذابی که رسوایش می‌کند خواهد آمد و عذابی پایدار بر او حلول می‌کند.» quran_en_fa Verily We have revealed the Book to thee in Truth, for (instructing) mankind. He, then, that receives guidance benefits his own soul: but he that strays injures his own soul. Nor art thou set over them to dispose of their affairs. ما این کتاب را برای [هدایت] مردم به حق و راستی بر تو نازل کرده‌ایم؛ پس هر که هدایت یافت، به سود خود هدایت یافته و هر که گمراه شد، فقط به زیان خود گمراه می‌شود؛ و تو بر آنان نگهبان و کارساز نیستی،///ما این کتاب را برای [هدایت] مردم به حق و راستی بر تو نازل کرده‌ایم؛ پس هر که هدایت یافت، به سود خود هدایت یافته و هر که گمراه شد، فقط به زیان خود گمراه می‌شود؛ و تو بر آنان نگهبان و کارساز نیستی،///ما این کتاب را به حق براى هدایت مردم بر تو نازل کردیم. پس هر کس که هدایت یافت به سود خود اوست، و هر که گمراه شد به زیان خود به گمراهى افتاده و تو وکیل آنها نیستى.///ما این کتاب را به حق براى [هدایت‌] مردم بر تو نازل کردیم. پس هر کس هدایت پذیرد به سود خود اوست و هر کس بیراهه رود، تنها به زیان خودش گمراه مى‌شود و تو بر آنها نگهبان نیستى///ما این کتاب را براى [رهبرى‌] مردم به حق بر تو فروفرستادیم. پس هر کس هدایت شود، به سود خود اوست، و هر کس بیراهه رود، تنها به زیان خودش گمراه مى‌شود، و تو بر آنها وکیل نیستى.///ما براى [هدایت] مردم، کتاب را به حق بر تو فروفرستادیم. پس هر که هدایت را پذیرفت، به سود خود اوست. و هر که گمراه شد، پس تنها به زیان خود اوست. و تو بر مردم وکیل نیستى [تا به اجبار آنان را هدایت کنى].///(ای رسول) این کتاب الهی را ما به حق برای (هدایت) خلق بر تو فرستادیم، اینک هر که هدایت یافت نفع آن و هر که به گمراهی شتافت زیان آن بر شخص اوست و تو (پس از تبلیغ رسالت و اتمام حجت) دیگر وکیل خلق و نگهبان امت (از قهر حق) نخواهی بود.///ما کتاب [قرآن‌] را به حق برای مردم بر تو فرستادیم، پس هر کس که رهیاب شود، همانا به سود خویش رهیاب شده است، و هر کس بیراه می‌رود، همانا به زیان خویش بیراه رفته است، و تو نگهبان آنان نیستی‌///ما این کتاب (آسمانی) را برای مردم بحق بر تو نازل کردیم؛ هر کس هدایت را پذیرد به نفع خود اوست؛ و هر کس گمراهی را برگزیند، تنها به زیان خود گمراه می‌گردد؛ و تو مأمور اجبار آنها به هدایت نیستی.///همانا فرستادیم بر تو کتاب را برای مردم به حق پس آنکو رهبری شود برای خویش است و آنکه گمراه شود جز این نیست که گمراه شود بر خویش و نیستی تو بر ایشان وکیل‌///ما همانا (این) کتاب را برای (هدایت) مردم به تمامی حق بر تو فرو فرستادیم. پس هرکس هدایت شود، به سود خود اوست، و هر کس گمراه شود به زیان خودش گمراه می‌شود. و تو بر آنها وکیل نیستی. quran_en_fa It is Allah that takes the souls (of men) at death; and those that die not (He takes) during their sleep: those on whom He has passed the decree of death, He keeps back (from returning to life), but the rest He sends (to their bodies) for a term appointed verily in this are Signs for those who reflect. و خداست که روح [مردم] را هنگام مرگشان به طور کامل می‌گیرد، و روحی را که [صاحبش] نمرده است نیز به هنگام خوابش [می گیرد]، پس روح کسی که مرگ را بر او حکم کرده نگه می‌دارد، [و به بدن باز نمی‌گرداند] و دیگر روح را تا سرآمدی معین باز می‌فرستد؛ مسلما در این [واقعیت] برای مردمی که می‌اندیشند، نشانه هایی [بر قدرت خدا] ست.///و خداست که روح [مردم] را هنگام مرگشان به طور کامل می‌گیرد، و روحی را که [صاحبش] نمرده است نیز به هنگام خوابش [می گیرد]، پس روح کسی که مرگ را بر او حکم کرده نگه می‌دارد، [و به بدن باز نمی‌گرداند] و دیگر روح را تا سرآمدی معین باز می‌فرستد؛ مسلما در این [واقعیت] برای مردمی که می‌اندیشند، نشانه هایی [بر قدرت خدا] ست.///خدا جانها را به هنگام مردنشان مى‌گیرد، و نیز جان کسانى را که در خواب خود نمرده‌اند. جانهایى را که حکم مرگ بر آنها رانده شده نگه مى‌دارد و دیگران را تا زمانى که معین است بازمى‌فرستد. در این عبرتهاست براى آنهایى که مى‌اندیشند.///خداوند روح انسان‌ها را هنگام مرگشان به تمامى باز مى‌ستاند، و [نیز] روح کسى را که نمرده است، به هنگام خواب [قبض مى‌کند] پس آن [روح‌] را که مرگ را بر او مقدر کرده نگاه مى‌دارد، و دیگرى را تا سر آمدى معین باز مى‌فرستد. قطعا در این [امر] براى مردمى که م///خدا روح مردم را هنگام مرگشان به تمامى باز مى‌ستاند، و [نیز] روحى را که در [موقع‌] خوابش نمرده است [قبض مى‌کند]؛ پس آن [نفسى‌] را که مرگ را بر او واجب کرده نگاه مى‌دارد، و آن دیگر [نفسها] را تا هنگامى معین [به سوى زندگى دنیا] بازپس مى‌فرستد. قطعا در این [امر] براى مردمى که مى‌اندیشند نشانه‌هایى [از قدرت خدا] ست.///خداوند است که جان‌ها را به هنگام مرگشان به طور کامل مى‌گیرد، و [روح] کسی را که نمرده است، در هنگام خواب [مى‌گیرد]، پس [روح] آن را که مرگ بر او قطعى شده، نگاه مى‌دارد، [و به بدن بازنمى‌گرداند] و [روح‌هاى] دیگر را [که مرگشان فرانرسیده،] براى مدتى معین [به جسم آنان] بازمى‌گرداند. بى‌شک در این [امر]، براى گروهى که مى‌اندیشند، نشانه‌هایى [بزرگ از قدرت خدا] وجود دارد.///خداست آن که وقت مرگ ارواح خلق را می‌گیرد و آن کس را که هنوز مرگش فرا نرسیده نیز در حال خواب روحش را قبض می‌کند، سپس آن را که حکم به مرگش کرده جانش را نگاه می‌دارد و آن را که نکرده (به بدنش) می‌فرستد تا وقت معین (مرگ). در این کار نیز ادله‌ای (از قدرت الهی) برای متفکران پدیدار است.///خداوند جانها را به هنگام مرگ آنها، و نیز آن را که نمرده است در خوابش، می‌گیرد، سپس آن را که مرگش را رقم زده است، نگاه می‌دارد، و دیگری را تا زمانی معین گسیل می‌دارد، بی‌گمان در این امر برای اندیشه‌وران مایه‌های عبرت است‌///خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض می‌کند، و ارواحی را که نمرده‌اند نیز به هنگام خواب می‌گیرد؛ سپس ارواح کسانی که فرمان مرگشان را صادر کرده نگه می‌دارد و ارواح دیگری را (که باید زنده بمانند) بازمی‌گرداند تا سرآمدی معین؛ در این امر نشانه‌های روشنی است برای کسانی که اندیشه می‌کنند!///خدا دریابد جانها را هنگام مرگشان و آنکه نمرده است در خوابگه خویش است پس نگاهدارد آن را که مرگ را بر او گذرانیده است و رها کند آن دگر را تا سرآمدی نامبرده همانا در این است آیتهائی برای گروهی که بیندیشند///خدا جان‌های انسانی مردمان را هنگام مرگشان (به تمامی) همی می‌ستاند، و جان‌هایی را که در خوابشان نمرده‌اند (قبض می‌کند). پس جان‌های آنان را که مرگ را برشان حتمی کرده (برون بدن) نگاه می‌دارد، و آن دیگران را تا هنگامی معین (به زندگی دنیا) باز پس می‌فرستد. قطعا در این (امر) برای مردمی که می‌اندیشند نشانه‌هایی (از قدرت و رحمت خدا) است. quran_en_fa What! Do they take for intercessors others besides Allah? Say: "Even if they have no power whatever and no intelligence?" [نه اینکه بی خبران، درباره قدرت خدا نمی‌اندیشند] بلکه به جای خدا [از بتان] شفیعانی برای خود گرفته‌اند. بگو: آیا [از آنها شفاعت می‌خواهید] هر چند مالک چیزی [و اختیاردار شفاعتی] نباشند و علم و عقلی نداشته باشند [و پرستندگان خود را نشناسند؟]///[نه اینکه بی خبران، درباره قدرت خدا نمی‌اندیشند] بلکه به جای خدا [از بتان] شفیعانی برای خود گرفته‌اند. بگو: آیا [از آنها شفاعت می‌خواهید] هر چند مالک چیزی [و اختیاردار شفاعتی] نباشند و علم و عقلی نداشته باشند [و پرستندگان خود را نشناسند؟]///آیا سواى خدا شفیعانى اختیار کردند؟ بگو: حتى اگر آن شفیعان قدرت به کارى نداشته باشند و چیزى را درنیابند؟///آیا غیر از خدا شفیعانى براى خود گرفته‌اند؟ بگو: آیا هر چند مالک چیزى نباشند و تعقل نکنند///آیا غیر از خدا شفاعتگرانى براى خود گرفته‌اند؟ بگو: «آیا هر چند اختیار چیزى را نداشته باشند و نیندیشند؟»///آیا [مشرکان، بت‌ها را] به جاى خدا شفیعان [خود] گرفته‌اند؟! بگو: «آیا اگر [اینها] مالک هیچ چیز نباشند و قدرت اندیشه نداشته باشند [باز هم از ایشان شفاعت می‌طلبید]؟»///بلکه این مردم کافر مشرک خدا را وا گذارده و بتهایی (بی اثر) را شفیعان خود بر گرفتند. بگو: اگر چه این بتان کمتر چیزی در جهان مالک نباشند و عقل و ادراکی هیچ نداشته باشند (باز شفیع شما توانند شد).///یا آنکه [کافران‌] به جای خداوند شفیعانی برگرفته‌اند؟ بگو آیا اگر هم بر چیزی دست نداشته باشند و تعقل نکنند [باز هم آنان را شفیع می‌گیرند؟]///آیا آنان غیر از خدا شفیعانی گرفته‌اند؟! به آنان بگو: «آیا (از آنها شفاعت می‌طلبید) هر چند مالک چیزی نباشند و درک و شعوری برای آنها نباشد؟!»///آیا برگرفتند جز خدا شفیعانی بگو اگر چه باشند مالک نباشند چیزی را و نه بخرد یابند///غیر از خدا شفاعتگرانی (برای خودشان) گرفته‌اند؟ بگو: «آیا هر چند اختیار چیزی را ندارند. و خردورزی (هم) نمی‌کنند؟» quran_en_fa Say: "To Allah belongs exclusively (the right to grant) intercession: to Him belongs the dominion of the heavens and the earth: In the End, it is to Him that ye shall be brought back." بگو: شفاعت، یکسره ویژه خداست، فرمانروایی آسمان‌ها و زمین در سیطره اوست، سپس به سوی او بازگردانده می‌شوید؛///بگو: شفاعت، یکسره ویژه خداست، فرمانروایی آسمان‌ها و زمین در سیطره اوست، سپس به سوی او بازگردانده می‌شوید؛///بگو: شفاعت سراسر از آن خداست. متعلق به اوست فرمانروایى آسمانها و زمین. سپس همه به نزد او بازگردانده مى‌شوید.///بگو: شفاعت، یکسره از آن خداست. فرمانروایى آسمان‌ها و زمین خاص اوست، سپس به سوى او بازگردانده مى‌شوید///بگو: «شفاعت، یکسره از آن خداست. فرمانروایى آسمانها و زمین خاص اوست؛ سپس به سوى او باز گردانیده مى‌شوید.»///[اى پیامبر! به آنان] بگو: تمام شفاعت‌ها از آن خداست. براى اوست فرمانروایى آسمان‌ها و زمین. سپس به سوى او بازگردانده مى‌شوید.»///بگو: شفاعت همه خلقان با خداست، که سلطان ملک آسمانها و زمین و است و پس از مرگ و فنا بازگشت همه شما به سوی اوست.///بگو شفاعت به تمامی خدای راست، فرمانروایی آسمانها و زمین او راست، آنگاه به سوی او باز گردانده می‌شوید///بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، (زیرا) حاکمیت آسمانها و زمین از آن اوست و سپس همه شما را به سوی او بازمی‌گردانند!»///بگو از آن خدا است شفاعت همگی او را است پادشاهی آسمانها و زمین سپس بسوی او بازگردانیده شوید///بگو: «شفاعت یکسره از آن خداست. فرمانروایی آسمان‌ها و زمین تنها برای اوست. سپس تنها سوی او بازگردانیده می‌شوید.» quran_en_fa When Allah, the One and Only, is mentioned, the hearts of those who believe not in the Hereafter are filled with disgust and horror; but when (gods) other than He are mentioned, behold, they are filled with joy! و هنگامی که خدا به یگانگی یاد می‌شود [و نامی از معبودانشان به میان نمی‌آید] دل‌های کسانی که به آخرت ایمان ندارند، نفرت پیدا می‌کند و چون یادی از معبودان دیگر به میان می‌آید، ناگاه مسرور و شاد می‌شوند!!///و هنگامی که خدا به یگانگی یاد می‌شود [و نامی از معبودانشان به میان نمی‌آید] دل‌های کسانی که به آخرت ایمان ندارند، نفرت پیدا می‌کند و چون یادی از معبودان دیگر به میان می‌آید، ناگاه مسرور و شاد می‌شوند!!///چون خدا را به یکتایى یاد کنند دلهاى آن کسان که به قیامت ایمان نیاورده‌اند نفرت گیرد، و چون نام دیگرى جز او برده شود شادمان شوند.///و چون خدا به یگانگى یاد شود، دل‌هاى کسانى که به آخرت ایمان ندارند دچار نفرت مى‌شود، و چون کسانى غیر از او یاد شوند، به ناگاه آنها مسرور مى‌شوند///و چون خدا به تنهایى یاد شود، دلهاى کسانى که به آخرت ایمان ندارند، منزجر مى‌گردد، و چون کسانى غیر از او یاد شوند، بناگاه آنان شادمانى مى‌کنند.///و هرگاه خداوند به یکتایی یاد شود، دل‌هاى کسانى که به آخرت ایمان ندارند، پر از نفرت مى‌شود؛ ولى هرگاه از [معبودانی] غیر او یاد شود، بى‌درنگ شادمان مى‌شوند.///و چون نزد مردم بی‌ایمان به آخرت، خدا را به یکتایی یاد کنند (آنها از ذکر حق) سخت ملول و دلتنگ می‌شوند و هرگاه ذکر غیر خدا (از بتها و امور مادی) کنند خرم و دلشاد می‌گردند.///و چون خداوند به تنهایی یاد شود، دلهای نامؤمنان به آخرت تنگ شود، و چون کسانی که در برابر او به پرستش گرفته شده‌اند، یاد شوند، آنگاه است که شادمانی می‌کنند///هنگامی که خداوند به یگانگی یاد می‌شود، دلهای کسانی که به آخرت ایمان ندارند مشمئز (و متنفر) می‌گردد؛ اما هنگامی که از معبودهای دیگر یاد می‌شود، آنان خوشحال می‌شوند.///و گاهی که نام خدا برده شود به تنهائی برنجد دلهای آنان که ایمان ندارند به آخرت و هر گاه یاد شوند آنان که جز اویند ناگاه ایشانند شادمانان‌///هنگامی که خدا به تنهایی یاد شود دل‌های کسانی که به آخرت ایمان ندارند، منزجر می‌گردد، و چون کسانی که غیر از اویند یاد شوند، ناگهان ایشان از یکدیگر نوید می‌خواهند. quran_en_fa Say: "O Allah! Creator of the heavens and the earth! Knower of all that is hidden and open! it is Thou that wilt judge between Thy Servants in those matters about which they have differed." [وقتی از ایمان آوردنشان ناامید شدی] بگو: خدایا! ای آفریننده آسمان‌ها و زمین! [ای] دانای نهان و آشکار! تو خود در میان بندگانت بر سر آنچه [از عقاید و عبادات] اختلاف می‌کردند، داوری خواهی کرد؛///[وقتی از ایمان آوردنشان ناامید شدی] بگو: خدایا! ای آفریننده آسمان‌ها و زمین! [ای] دانای نهان و آشکار! تو خود در میان بندگانت بر سر آنچه [از عقاید و عبادات] اختلاف می‌کردند، داوری خواهی کرد؛///بگو: بار خدایا، تویى آفریننده آسمانها و زمین، داناى نهان و آشکار، تو میان بندگانت در هر چه در آن اختلاف مى‌کرده‌اند داورى خواهى کرد.///بگو: بار الها! [اى‌] پدید آورنده‌ى آسمان‌ها و زمین! [اى‌] داناى نهان و آشکار! تویى که در میان بندگانت در آنچه بر سرش اختلاف مى‌کردند داورى خواهى کرد///بگو: «بار الها، اى پدیدآورنده آسمانها و زمین، [اى‌] داناى نهان و آشکار، تو خود در میان بندگانت بر سر آنچه اختلاف مى‌کردند، داورى مى‌کنى.»///بگو: «خداوندا! اى پدیدآورنده‌ی آسمان‌ها و زمین! اى داناى نهان و آشکار! تو خود در میان بندگانت در آنچه همواره اختلاف مى‌کردند، داورى خواهى کرد.»///بگو: پروردگارا، ای خالق آسمانها و زمین، ای دانای عالم پیدا و پنهان، تو خود میان بندگان در آنچه خلاف و نزاع برانگیزند حکم خواهی کرد.///بگو بار خدایا، ای پدید آورنده آسمانها و زمین، ای دانای پنهان و پیدا، تو در میان بندگانت، در آنچه اختلاف داشته‌اند، داوری می‌کنی‌///بگو: «خداوندا! ای آفریننده آسمانها و زمین، و آگاه از اسرار نهان و آشکار، تو در میان بندگانت در آنچه اختلاف داشتند داوری خواهی کرد!»///بگو بار خدایا پدیدآرنده آسمانها و زمین دانای نهان و پدیدار تو حکم کنی میان بندگان خویش در آنچه بودند در آن اختلاف می‌کردند///بگو: «بارالها! ای پدید آورنده‌ی آسمان‌ها و زمین! دانای نهان و آشکار! تو (خود) در میان بندگانت بر سر آنچه اختلاف می‌کرده‌اند، داوری می‌کنی.» quran_en_fa Even if the wrong-doers had all that there is on earth, and as much more, (in vain) would they offer it for ransom from the pain of the Penalty on the Day of Judgment: but something will confront them from Allah, which they could never have counted upon! و اگر برای کسانی که [به آیات خدا] ستم ورزیده‌اند، همه آنچه در زمین است و مانندش با آن باشد، بی تردید حاضرند آن را برای رهایی خود از عذاب سخت روز قیامت عوض دهند، و از سوی خدا آنچه را که [از عذاب‌های گوناگون] نمی‌پنداشتند، آشکار می‌شود.///و اگر برای کسانی که [به آیات خدا] ستم ورزیده‌اند، همه آنچه در زمین است و مانندش با آن باشد، بی تردید حاضرند آن را برای رهایی خود از عذاب سخت روز قیامت عوض دهند، و از سوی خدا آنچه را که [از عذاب‌های گوناگون] نمی‌پنداشتند، آشکار می‌شود.///اگر هر چه در روى زمین است و همانند آن، از آن ستمکاران مى‌بود، در روز قیامت خود را بدان از عذاب دردناک بازمى‌خریدند. و از خدا برایشان چیزهایى آشکار مى‌شد که هرگز حسابش را نمى‌کردند.///و اگر همه آنچه در زمین است و همانند آن براى ستمکاران مى‌بود، قطعا آن را براى رهایى خودشان از عذاب سخت روز قیامت فدیه مى‌دادند. و از خدا برایشان چیزهایى آشکار مى‌شود که [هرگز] حسابش را نمى‌کردند///و اگر آنچه در زمین است، یکسره براى کسانى که ظلم کرده‌اند باشد و نظیرش [نیز] با آن باشد، قطعا [همه‌] آن را براى رهایى خودشان از سختى عذاب روز قیامت خواهند داد، و آنچه تصور [ش را] نمى‌کردند، از جانب خدا بر ایشان آشکار مى‌گردد.///و کسانى که ستم کرده‌اند، اگر تمام آنچه در زمین است و مانند آن را، با آن داشته باشند، در روز قیامت براى رهایی از عذاب سخت الهى همه‌ى آن را تاوان خواهند داد. [ولى چه سود؟! در آن روز] براى آن ستمگران از سوى خداوند چیزهایى روشن مى‌شود که هرگز در محاسباتشان پیش‌بینى نمى‌کردند.///و اگر مردم ستمکار و ظالم هر آنچه در زمین است دو برابر دارا باشند البته خواهند که برای نجات خود از سختی عذاب قیامت همه را فدا کنند، و البته (آن روز) از (قهر) خدا عذابی که گمان نمی‌بردند بر آنان پدید آید.///اگر هر آنچه در زمین است و همانند آن، از آن ستمکاران [مشرک‌] باشد، آن را در برابر سهمگینی عذاب در روز قیامت، بلا گردان کنند، و از سوی خداوند، چیزی که حسابش را نمی‌کردند، بر آنان آشکار شود///اگر ستمکاران تمام آنچه را روی زمین است مالک باشند و همانند آن بر آن افزوده شود، حاضرند همه را فدا کنند تا از عذاب شدید روز قیامت رهایی یابند؛ و از سوی خدا برای آنها اموری ظاهر می‌شود که هرگز گمان نمی‌کردند!///و اگر باشد برای آنان که ستم کردند آنچه در زمین است همگی و مانند آن با آن هر آینه بجای خویش دهند از بدی عذاب روز قیامت و پدیدار شود برای ایشان از خدا آنچه را نبودند که به شمار آرند///و اگر آنچه در زمین است، (یکسره) برای کسانی که ظلم کرده‌اند و نظیرش (نیز) با آن باشد، قطعا (همه‌ی) آن را برای رهایی خودشان از سختی عذاب روز قیامت فدیه خواهند داد، و آنچه حسابش را (هرگز) نمی‌کرده‌اند (و گمان هم نداشتند) از (جانب) خدا برایشان آشکار می‌گردد. quran_en_fa For the evils of their Deeds will confront them, and they will be (completely) encircled by that which they used to mock at! و زشتی‌های آنچه را که مرتکب شده‌اند برای آنان پدیدار می‌گردد، و آنچه [از عذاب هایی] که مسخره می‌کردند، آنان را احاطه خواهد کرد.///و زشتی‌های آنچه را که مرتکب شده‌اند برای آنان پدیدار می‌گردد، و آنچه [از عذاب هایی] که مسخره می‌کردند، آنان را احاطه خواهد کرد.///پاداش بد اعمالى که مى‌کردند برایشان آشکار شد و آنچه مسخره‌اش مى‌کردند گرداگردشان را بگرفت.///و [زشتى‌] گناهانى که مرتکب شده‌اند، برایشان ظاهر مى‌شود، و آنچه را که بدان ریشخند مى‌کردند، آنها را فرو مى‌گیرد///و [نتیجه‌] گناهانى که مرتکب شده‌اند، برایشان ظاهر مى‌شود، و آنچه را که بدان ریشخند مى‌کردند، آنها را فرا مى‌گیرد.///و [در آن روز] براى آنان، بدى آنچه مرتکب شده‌اند، روشن خواهد شد. و آن عذابى که به مسخره مى‌گرفتند، آنان را فراخواهد گرفت.///و (آن در) نتیجه زشتی و بدکاریهاشان ظاهر شود و عذاب قیامت که با انکار و استهزاء تلقی می‌کردند بر آنان احاطه کند.///و کیفر آنچه کرده بودند، بر آنان آشکار شد و [و کیفر] آنچه به ریشخند گرفته بودند، آنان را فرو گرفت‌///در آن روز اعمال بدی را که انجام داده‌اند برای آنها آشکار می‌شود، و آنچه را استهزا می‌کردند بر آنها واقع می‌گردد.///و نمودار شد برای ایشان بدیهای آنچه فراهم کردند و بگرفتشان آنچه بودند بدان تمسخر می‌کردند///و پیامدهای بد آنچه که مرتکب شدند، برایشان آشکار شد، و آنچه را که بدان ریشخند زده‌اند آنان را فرو گرفت. quran_en_fa Now, when trouble touches man, he cries to Us: But when We bestow a favour upon him as from Ourselves, he says, "This has been given to me because of a certain knowledge (I have)!" Nay, but this is but a trial, but most of them understand not! پس چون انسان را آسیبی رسد، ما را [برای برطرف کردنش] بخواند، سپس هنگامی که [برای برطرف شدن آسیب] از سوی خود نعمتی به او می‌دهیم، می‌گوید: فقط آن را بر پایه دانش و کاردانی خود یافته‌ام! [چنین نیست که می‌پندارد] بلکه آن نعمت آزمایشی است [که آیا به خاطر آن سپاس گزاری می‌کند یا به طغیان برمی خیزد؟] ولی بیشتر آنان [به این واقعیت] معرفت و آگاهی ندارند.///پس چون انسان را آسیبی رسد، ما را [برای برطرف کردنش] بخواند، سپس هنگامی که [برای برطرف شدن آسیب] از سوی خود نعمتی به او می‌دهیم، می‌گوید: فقط آن را بر پایه دانش و کاردانی خود یافته‌ام! [چنین نیست که می‌پندارد] بلکه آن نعمت آزمایشی است [که آیا به خاطر آن سپاس گزاری می‌کند یا به طغیان برمی خیزد؟] ولی بیشتر آنان [به این واقعیت] معرفت و آگاهی ندارند.///چون آدمى را گزندى رسد ما را مى‌خواند، و چون از جانب خویش نعمتى ارزانیش داریم گوید: به سبب داناییم این نعمت را به من داده‌اند. این آزمایشى باشد ولى بیشترینشان نمى‌دانند.///و چون انسان را گزندى رسد، ما را فرا مى‌خواند، سپس چون نعمتى از جانب خود عطایش کنیم، مى‌گوید: تنها به سبب [کاردانى و] دانایى من این نعمت به من داده شده است. [نه چنان است‌] بلکه آن آزمایشى است، ولى بیشترشان نمى‌دانند///و چون انسان را آسیبى رسد، ما را فرا مى‌خواند؛ سپس چون نعمتى از جانب خود به او عطا کنیم مى‌گوید: «تنها آن را به دانش خود یافته‌ام». نه چنان است، بلکه آن آزمایشى است، ولى بیشترشان نمى‌دانند.///پس چون سختى و آسیبی به انسان برسد، ما را مى‌خواند، سپس همین که از جانب خود نعمتى به او عطا کنیم، می‌گوید: «[این] نعمت‌ها را فقط بر پایه‌ی دانش و کاردانى خودم به من داده‌اند!» [چنین نیست!] بلکه آن نعمت وسیله‌ى آزمایش است؛ ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///آری آدمی (ناسپاس) چون رنج و دردی به او رسد ما را به دعا می‌خواند و باز چون (آن رنج و عذاب را برداشتیم و) نعمت و دولت به او دادیم گوید: این نعمت دانسته (و به استحقاق) نصیب من گردید. (چنین نیست) بلکه آن امتحان وی است و لیکن اکثر مردم آگه نیستند.///و چون به انسان بلایی رسد، ما را به دعا بخواند، سپس چون از جانب خود به او نعمتی ارزانی داریم، گوید همانا به خاطر علم‌ [ی که داشته‌ام‌] آن را به من داده‌اند، حق این است که آن آزمونی است، ولی بیشترینه آنان نمی‌دانند///هنگامی که انسان را زیانی رسد، ما را (برای حل مشکلش) می‌خواند؛ سپس هنگامی که از جانب خود به او نعمتی دهیم، می‌گوید: «این نعمت را بخاطر کاردانی خودم به من داده‌اند»؛ ولی این وسیله آزمایش (آنها) است، اما بیشترشان نمی‌دانند.///و هر گاه رسد انسان را رنجی بخواند ما را تا گاهی که دهیمش نعمتی از ما گوید جز این نیست که داده شدمش به دانشی بلکه آن است آزمایشی و لیکن بیشترشان نمی‌دانند///پس چون انسان را آسیبی در رسد ما را فرا می‌خواند. سپس چون نعمتی از جانب خود به او عطا کنیم گوید: «تنها آن را به دانش و بینش خویش یافته‌ام.» (نه چنان است) بلکه آن آزمایشی آتشین است ولی بیشترشان نمی‌دانند. quran_en_fa Thus did the (generations) before them say! But all that they did was of no profit to them. همین [سخن بیهوده و باطل] را کسانی که پیش از آنان بودند، گفتند، ولی آنچه را [از مقام و ثروت همواره] به دست می‌آوردند، عذاب و هلاکت را از آنان برطرف نکرد.///همین [سخن بیهوده و باطل] را کسانی که پیش از آنان بودند، گفتند، ولی آنچه را [از مقام و ثروت همواره] به دست می‌آوردند، عذاب و هلاکت را از آنان برطرف نکرد.///این سخنى بود که پیشینیانشان هم مى‌گفتند، ولى هر چه گرد آورده بودند به حالشان سود نکرد.///آرى، کسانى که پیش از آنان بودند [نیز] این [سخن‌] را گفتند، پس آنچه به دست مى‌آوردند کارى برایشان نکرد///قطعا کسانى که پیش از آنان بودند [نیز] این [سخن‌] را گفتند و آنچه به دست آورده بودند، کارى برایشان نکرد.///به راستى کسانى که پیش از آنان بودند [نیز] این سخن را گفتند؛ ولى آنچه به دست آوردند، سودى برایشان نداشت.///پیشینیان هم چنین می‌گفتند (که ما مال و دولت را به تدبیر و لیاقت خود یافتیم) اما (خطا گفتند که وقت مرگ و هلاک) مال و دولتی که اندوختند هیچ به فریادشان نرسید.///به راستی که پیشینیانشان هم همین سخن را گفتند، و آنچه به دست آورده بودند، به دادشان نرسید///این سخن را کسانی که قبل از آنها بودند نیز گفتند، ولی آنچه را به دست می‌آوردند برای آنها سودی نداشت!///همانا گفتندش آنان که پیش از ایشان بودند پس بی‌نیاز نکرد از ایشان آنچه بودند فراهم می‌کردند///بی‌گمان کسانی که پیش از آنان بودند (نیز) این (سخن) را گفتند، پس آنچه به دست می‌آورده‌اند بی‌نیازشان نکرد. quran_en_fa Nay, the evil results of their Deeds overtook them. And the wrong-doers of this (generation)- the evil results of their Deeds will soon overtake them (too), and they will never be able to frustrate (Our Plan)! پس عذاب‌های آنچه را مرتکب شدند به آنان رسید، و کسانی از این [مردم مکه] که [به آیات ما] ستم ورزیدند، به زودی عذاب‌های آنچه را که مرتکب شدند به آنان خواهد رسید؛ و آنان عاجزکننده ما نیستند [تا بتوانند از دسترس قدرت ما بیرون روند.]///پس عذاب‌های آنچه را مرتکب شدند به آنان رسید، و کسانی از این [مردم مکه] که [به آیات ما] ستم ورزیدند، به زودی عذاب‌های آنچه را که مرتکب شدند به آنان خواهد رسید؛ و آنان عاجزکننده ما نیستند [تا بتوانند از دسترس قدرت ما بیرون روند.]///عقوبت اعمالشان دامنگیرشان شد. و از این میان به آنهایى که راه کفر پیش گرفته‌اند عقوبت اعمالشان خواهد رسید و نمى‌توانند از ما بگریزند.///تا [آن که‌] کیفر آنچه مرتکب شده بودند بدیشان رسید، و ظالمان این گروه (اهل مکه) نیز به زودى نتایج سوء آنچه مرتکب شده‌اند، بدیشان خواهد رسید، و آنها عاجز کننده [ى خدا] نیستند///تا [آنکه‌] کیفر آنچه مرتکب شده بودند، بدیشان رسید و کسانى از این [گروه‌] که ستم کرده‌اند، به زودى نتایج سوء آنچه مرتکب شده‌اند، بدیشان خواهد رسید و آنان درمانده‌کننده [ما] نیستند.///پس [نتیجه‌ی] کارهای بدى که مرتکب شده بودند، به آنان رسید. و کسانى از اینان که ستم کردند، به زودى بدى آنچه انجام داده‌اند، به ایشان خواهد رسید. و آنان نمى‌توانند ما را درمانده کنند [و از کیفر ما بگریزند].///و کیفر زشتی و بدکاریها که (برای کسب مال) انجام دادند به آنها رسید. و ستمکاران از این مردم نیز به زودی کیفر کردار بدشان را خواهند یافت و هرگز از قهر و قدرت خدا رهایی نمی‌یابند.///سپس کیفر آنچه انجام داده بودند، به آنان رسید، و کسانی از اینان که ستم کرده [/شرک‌ورزیده‌] بودند زودا که کیفر آنچه انجام داده بودند، به آنان برسد و آنان گزیر و گریزی ندارند///سپس بدیهای اعمالشان به آنها رسید؛ و ظالمان این گروه [= اهل مکه‌] نیز بزودی گرفتار بدیهای اعمالی که انجام داده‌اند خواهند شد، و هرگز نمی‌توانند از چنگال عذاب الهی بگریزند.///پس رسید بدیشان زشتیهای آنچه دست آوردند و آنان که ستم کردند از ایشان زود است رسدشان زشتیهای آنچه دست آوردند و نیستند به عجزآرندگان‌///پس بدی‌های آنچه مرتکب شده‌اند بدیشان در رسید. و کسانی از این گروه که ستم کردند به زودی بدی‌های آنچه مرتکب شده‌اند، بدیشان خواهد رسید، و آنان درمانده‌کننده (ی ما) نیستند. quran_en_fa Know they not that Allah enlarges the provision or restricts it, for any He pleases? Verily, in this are Signs for those who believe! آیا ندانسته‌اند که خدا رزق و روزی را برای هر که بخواهد وسعت می‌دهد یا تنگ می‌گیرد؟ بی تردید در این [اندازه گیری] برای مردمی که ایمان دارند، نشانه هایی [از حکمت و مصلحت خدا] ست.///آیا ندانسته‌اند که خدا رزق و روزی را برای هر که بخواهد وسعت می‌دهد یا تنگ می‌گیرد؟ بی تردید در این [اندازه گیری] برای مردمی که ایمان دارند، نشانه هایی [از حکمت و مصلحت خدا] ست.///آیا هنوز ندانسته‌اند که خداست که روزى هر کس را که بخواهد افزون مى‌سازد یا تنگ روزى‌اش مى‌کند؟ و در این خود عبرتهاست براى مردمى که ایمان مى‌آورند.///آیا ندانسته‌اند که خدا روزى را براى هر که بخواهد فراخ مى‌کند یا تنگ مى‌گیرد؟ قطعا در این [اندازه‌گیرى‌] براى مردمى که ایمان مى‌آورند عبرت‌هاست///آیا ندانسته‌اند که خداست که روزى را براى هر کس که بخواهد، گشاده یا تنگ مى‌گرداند؟ قطعا در این [اندازه‌گیرى‌] براى مردمى که ایمان دارند نشانه‌هایى [از حکمت‌] است.///آیا [هنوز] ندانسته‌اند که خداوند روزى را براى هر که بخواهد، گسترده یا تنگ مى‌سازد؟! البته در این [امر] براى کسانى که ایمان مى‌آورند، نشانه‌هایى [از حکمت و قدرت الهى] است.///آیا مردم ندانستند که خدا البته هر که را خواهد روزی وسیع دهد و هر که را خواهد تنگ روزی سازد؟ در این (اختلاف روزی خلق) هم ادله‌ای (از قدرت الهی) برای اهل ایمان پدیدار است.///آیا ندانسته‌اند که خداوند روزی را برای هر کس که بخواهد گشاده یا فروبسته می‌دارد، بی‌گمان در این امر برای اهل ایمان مایه‌های عبرت است‌///آیا آنها ندانستند که خداوند روزی را برای هر کس بخواهد گسترده یا تنگ می‌سازد؟! در این، آیات و نشانه‌هایی است برای گروهی که ایمان می‌آورند.///آیا ندانستند که خدا فراخ گرداند روزی را برای هر که خواهد و تنگ کند همانا در این است آیتهائی برای قومی که ایمان آرند///آیا و ندانستند که خدا بی‌چون روزی را برای هرکس که بخواهد، گشاده یا تنگ می‌گرداند؟ قطعا در این (اندازه‌گیری) برای مردمی که ایمان می‌آورند نشانه‌هایی (ربانی) است. quran_en_fa Say: "O my Servants who have transgressed against their souls! Despair not of the Mercy of Allah: for Allah forgives all sins: for He is Oft-Forgiving, Most Merciful. بگو: ای بندگان من که [با ارتکاب گناه] بر خود زیاده روی کردید! از رحمت خدا نومید نشوید، یقینا خدا همه گناهان را می‌آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است؛///بگو: ای بندگان من که [با ارتکاب گناه] بر خود زیاده روی کردید! از رحمت خدا نومید نشوید، یقینا خدا همه گناهان را می‌آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است؛///بگو: اى بندگان من که بر زیان خویش اسراف کرده‌اید، از رحمت خدا مأیوس مشوید. زیرا خدا همه گناهان را مى‌آمرزد. اوست آمرزنده و مهربان.///بگو: اى بندگان من که بر خویشتن زیاده‌روى روا داشته‌اید! از رحمت خدا مأیوس نشوید. همانا خداوند، همه گناهان را [با شرایطش‌] مى‌آمرزد، که او خود آمرزنده‌ى مهربان است///بگو: «اى بندگان من -که بر خویشتن زیاده‌روى روا داشته‌اید- از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را مى‌آمرزد، که او خود آمرزنده مهربان است.///بگو: اى بندگان من که بر نفس خویش تجاوز [و ستم] کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید. خداوند همه‌ى گناهان را مى‌بخشد، زیرا که او بسیار آمرزنده و مهربان است.///(ای رسول رحمت) بدان بندگانم که (به عصیان) اسراف بر نفس خود کردند بگو: هرگز از رحمت (نامنتهای) خدا نا امید مباشید، البته خدا همه گناهان را (چون توبه کنید) خواهد بخشید، که او خدایی بسیار آمرزنده و مهربان است.///بگو ای بندگانم که زیاده بر خویشتن ستم روا داشته‌اید، از رحمت الهی نومید مباشید، چرا که خداوند همه گناهان را می‌بخشد، که او آمرزگار مهربان است‌///بگو: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.///بگو ای بندگان من که اسراف کردید بر جان خویش نومید نباشید از رحمت خدا همانا خدا بیامرزد گناهان را همگی همانا او است آمرزگار مهربان‌///بگو: «ای بندگان من که بر زیان خودهاشان زیاده‌روی کرده‌‌اند! از رحمت خدا نومید مشوید. بی‌گمان خدا همه‌ی گناهان کوچک را می‌پوشاند. به‌راستی او، (هم) او پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است.» quran_en_fa "Turn ye to our Lord (in repentance) and bow to His (Will), before the Penalty comes on you: after that ye shall not be helped. و به سوی پروردگارتان بازگردید و تسلیم [فرمان‌ها و احکام] او شوید، پیش از آنکه شما را عذاب آید آن گاه یاری نشوید.///و به سوی پروردگارتان بازگردید و تسلیم [فرمان‌ها و احکام] او شوید، پیش از آنکه شما را عذاب آید آن گاه یاری نشوید.///پیش از آنکه عذاب فرا رسد و کسى به یاریتان برنخیزد، به پروردگارتان روى آورید و به او تسلیم شوید.///و پیش از آن که شما را عذاب فرا رسد و دیگر [از سوى هیچ کس‌] یارى نشوید، به سوى پروردگارتان روى آورید و تسلیم او شوید///و پیش از آنکه شما را عذاب در رسد، و دیگر یارى نشوید، به سوى پروردگارتان بازگردید، و تسلیم او شوید.///و پیش از آن که عذاب به سراغ شما بیاید و دیگر یارى نشوید، به سوى پروردگارتان بازگردید [و توبه کنید] و تسلیم او شوید.///و به درگاه خدای خود به توبه و انابه باز گردید و تسلیم امر او شوید پیش از آنکه عذاب به شما فرا رسد و هیچ نصرت و نجاتی نیابید.///و پیش از آنکه عذاب بر شما نازل گردد و سپس یاری نیابید، به سوی پروردگارتان بازآیید و در برابر او تسلیم پیشه کنید///و به درگاه پروردگارتان بازگردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آنکه عذاب به سراغ شما آید، سپس از سوی هیچ کس یاری نشوید!///و بازگردید بسوی پروردگار خویش و تسلیم شوید برایش پیش از آنکه بیاید شما را عذاب سپس یاری نشوید///«و پیش از آنکه شما را عذاب در رسد و سپس یاری نشوید، سوی پروردگارتان نوبه نوبه (خود و دیگران را از گناه) باز گردانید، و برایش تسلیم شوید.» quran_en_fa "And follow the best of (the courses) revealed to you from your Lord, before the Penalty comes on you - of a sudden while ye perceive not!- و از نیکوترین چیزی که از طرف پروردگارتان به سوی شما نازل شده است پیروی کنید، پیش از آنکه ناگهان و در حالی که بی خبرید، عذاب به شما رسد؛///و از نیکوترین چیزی که از طرف پروردگارتان به سوی شما نازل شده است پیروی کنید، پیش از آنکه ناگهان و در حالی که بی خبرید، عذاب به شما رسد؛///و پیش از آنکه به ناگاه و بى‌خبر عذاب بر شما فرود آید، از بهترین چیزى که از جانب پروردگارتان نازل شده است پیروى کنید.///و از بهترین چیزى که از جانب پروردگارتان به سوى شما نازل شده پیروى کنید، پیش از آن که عذاب الهى ناگهان به سراغ شما آید، در حالى که از آن خبر ندارید///و پیش از آنکه به طور ناگهانى و در حالى که حدس نمى‌زنید شما را عذاب دررسد، نیکوترین چیزى را که از جانب پروردگارتان به سوى شما نازل آمده است پیروى کنید.»///و از بهترین آنچه از پروردگارتان به سوى شما نازل شده است، پیروى کنید، پیش از آن که عذاب، ناگهانى و غافلگیرانه، به سراغ شما آید.///و بهترین دستور کتابی را که بر شما از جانب خدایتان نازل شده است پیروی کنید پیش از آنکه عذاب (قهر خدا به کیفر گناهان) بر شما ناگهان فرود آید و شما آگاه نباشید.///همچنین پیش از آنکه عذاب به ناگهان بر سر شما فرود آید و شما ناآگاه باشید، از بهترین آنچه از سوی پروردگارتان به سوی شما نازل شده است، پیروی کنید///و از بهترین دستورهائی که از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده پیروی کنید پیش از آنکه عذاب (الهی) ناگهان به سراغ شما آید در حالی که از آن خبر ندارید!»///و پیروی کنید بهتر آنچه را فرستاده شد بسوی شما از پروردگار شما پیش از آنکه بیاید شما را عذاب ناگهان و شما ندانید///«و پیش از آنکه (ناگهان) و در حالی که حدس نمی‌زنید شما را عذاب در رسد، نیکوترین (کتابی) را که از جانب پروردگارتان سویتان فرود آمده است پیروی کنید.» quran_en_fa "Lest the soul should (then) say: 'Ah! Woe is me!- In that I neglected (my duty) towards Allah, and was but among those who mocked!'- تا مبادا آنکه کسی بگوید: دریغ و افسوس بر اهمال کاری و تقصیری که درباره خدا کردم، و بی تردید [نسبت به احکام الهی و آیات ربانی] از مسخره کنندگان بودم.///تا مبادا آنکه کسی بگوید: دریغ و افسوس بر اهمال کاری و تقصیری که درباره خدا کردم، و بی تردید [نسبت به احکام الهی و آیات ربانی] از مسخره کنندگان بودم.///تا کسى نگوید: اى حسرتا بر من که در کار خدا کوتاهى کردم، و از مسخره‌کنندگان بودم.///تا [مبادا] کسى بگوید: افسوس بر آنچه در کار خدا کوتاهى کردم! و حقا که من از ریشخند کنندگان بودم///تا آنکه [مبادا] کسى بگوید: «دریغا بر آنچه در حضور خدا کوتاهى ورزیدم؛ بى‌تردید من از ریشخندکنندگان بودم.»///تا مبادا کسى [در قیامت] بگوید: «دریغا! بر تمام کوتاهى‌هایى که در برابر خداوند داشتم. و من از مسخره‌کنندگان [آیات او] بودم.»///تا مبادا کسی فریاد واحسرتا بر آرد و گوید: ای وای بر من که جانب امر خدا را فرو گذاشتم و وعده‌های خدا را مسخره و استهزا نمودم.///تا مبادا کسی بگوید واحسرتا در آنچه در کار خداوند فروگذار کردم، و به راستی که از ریشخندکنندگان [اسلام و قرآن‌] بودم‌///(این دستورها برای آن است که) مبادا کسی روز قیامت بگوید: «افسوس بر من از کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‌کنندگان (آیات او) بودم!»///که گوید کسی دریغ بر آنچه کوتاه آمدم در باره خدا و هر آینه بودم من از مسخره‌کنندگان‌///تا آنکه (مبادا) کسی بگوید: «دریغا بر آنچه در حضور خدا کوتاهی ورزیدم، و من بی‌گمان همواره از مسخره‌کنندگان بوده‌ام.» quran_en_fa "Or (lest) it should say: 'If only Allah had guided me, I should certainly have been among the righteous!'- یا بگوید: اگر خدا هدایتم می‌کرد، بی تردید از پرهیزکاران بودم،///یا بگوید: اگر خدا هدایتم می‌کرد، بی تردید از پرهیزکاران بودم،///یا بگوید: اگر خدا مرا هدایت کرده بود، من از پرهیزگاران مى‌بودم.///یا بگوید: اگر خدا مرا هدایت مى‌کرد، بى‌شک از پرهیزگاران مى‌شدم///یا بگوید: «اگر خدایم هدایت مى‌کرد، مسلما از پرهیزگاران بودم.»///یا آن که [از شدت اندوه] بگوید: «اگر خداوند هدایتم کرده بود، از پرهیزکاران بودم.»///یا آنکه (از فرط پشیمانی در پی آرزوی محال آید و) گوید: (افسوس) اگر خدا مرا (به لطف خاص) هدایت فرمودی من نیز از اهل تقوا بودم.///یا بگوید اگر خداوند مرا هدایت کرده بود، بی‌شک از پرهیزگاران بودم‌///یا بگوید: «اگر خداوند مرا هدایت می‌کرد، از پرهیزگاران بودم!»///یا گوید اگر خدا هدایتم می‌کرد همانا می‌شدم از پرهیزکاران‌///یا بگوید: «اگر خدا به‌راستی هدایتم می‌کرد، به‌درستی از پرهیزگاران بودم.» quran_en_fa "Or (lest) it should say when it (actually) sees the penalty: 'If only I had another chance, I should certainly be among those who do good!' یا چون عذاب را ببیند، بگوید: ای کاش مرا [به دنیا] بازگشتی بود تا از نیکوکاران می‌شدم.///یا چون عذاب را ببیند، بگوید: ای کاش مرا [به دنیا] بازگشتی بود تا از نیکوکاران می‌شدم.///یا چون عذاب را ببیند، بگوید: اگر بار دیگر به دنیا باز مى‌گردیدم، از نیکوکاران مى‌شدم.///یا چون عذاب را ببیند، بگوید: کاش مرا برگشتى [به دنیا] بود تا از نیکوکاران مى‌شدم///یا چون عذاب را ببیند، بگوید: «کاش مرا برگشتى بود تا از نیکوکاران مى‌شدم.»///یا هنگامى که عذاب را ببیند، بگوید: «اى کاش براى من بازگشتى بود تا از نیکوکاران مى‌شدم.»///یا آنکه چون عذاب (خدا) را به چشم مشاهده کند گوید: (ای فریاد) کاش بار دیگر (به دنیا) باز می‌گشتم تا از نیکوکاران می‌شدم.///یا چون عذاب را بنگرد، بگوید کاش مرا بازگشتی [به دنیا] بود، آنگاه از نیکوکاران می‌شدم‌///یا هنگامی که عذاب را می‌بیند بگوید: «ای کاش بار دیگر (به دنیا) بازمی‌گشتم و از نیکوکاران بودم!»///یا گوید گاهی که بیند عذاب را کاش مرا بازگشتی می‌بود تا بشوم از نکوکاران‌///یا چون عذاب را ببیند، گوید: «کاش مرا برگشتی بود تا از نیکوکاران باشم.» quran_en_fa "(The reply will be:) 'Nay, but there came to thee my Signs, and thou didst reject them: thou wast Haughty, and became one of those who reject faith!'" [ولی به او گویم:] آری، آیاتم به سوی تو آمد، پس تو آنها را انکار کردی و [در پذیرفتنش] تکبر ورزیدی، و [نسبت به آن] از کافران بودی،///[ولی به او گویم:] آری، آیاتم به سوی تو آمد، پس تو آنها را انکار کردی و [در پذیرفتنش] تکبر ورزیدی، و [نسبت به آن] از کافران بودی،///آرى، آیات من براى تو نازل شد و تو گردنکشى کردى و از کافران بودى.///[به او گفته مى‌شود]: آرى، آیات من بر تو آمد و آنها را تکذیب کردى و تکبر نمودى و از کافران شدى/// [به او گویند:] آرى، نشانه‌هاى من بر تو آمد و آنها را تکذیب کردى و تکبر ورزیدى و از [جمله‌] کافران شدى.///آرى! آیات من به سراغ تو آمد، اما آنها را تکذیب کردى و تکبر ورزیدى و از کافران بودى.///آری (ای بدبخت) آیات کتاب من که محققا برای (هدایت) تو آمد تو آن را تکذیب کردی و راه تکبر و سرکشی پیش گرفتی و از زمره کافران بد کیش گردیدی.///حق این است که آیات من به سوی تو آمد و تو آنها را دروغ شمردی و سرکشی کردی و از کافران بودی‌///آری، آیات من به سراغ تو آمد، اما آن را تکذیب کردی و تکبر نمودی و از کافران بودی!///بلی آمدت آیتهای من پس تکذیب کردی بدانها و کبر ورزیدی و شدی از کافران‌///آری، نشانه‌های من همواره برایت آمد. پس با آنها (حق را) تکذیب کردی و تکبر ورزیدی و از کافران بوده‌ای. quran_en_fa On the Day of Judgment wilt thou see those who told lies against Allah;- their faces will be turned black; Is there not in Hell an abode for the Haughty? و روز قیامت کسانی را که بر خدا دروغ بستند می‌بینی که صورت هایشان سیاه است؛ آیا در دوزخ جایگاهی برای متکبران نیست؟///و روز قیامت کسانی را که بر خدا دروغ بستند می‌بینی که صورت هایشان سیاه است؛ آیا در دوزخ جایگاهی برای متکبران نیست؟///در روز قیامت، کسانى را که به خدا دروغ بسته‌اند مى‌بینى که رویشان سیاه شده است. آیا متکبران را در جهنم جایگاهى نیست؟///و روز قیامت کسانى را که بر خدا دروغ بستند مى‌بینى روهایشان سیاه است. آیا سرکشان را جاى در دوزخ نیست///و روز قیامت کسانى را که بر خدا دروغ بسته‌اند رو سیاه مى‌بینى، آیا جاى سرکشان در جهنم نیست؟///و روز قیامت کسانى را که بر خدا دروغ بستند، روسیاه مى‌بینى. آیا در دوزخ جایگاهى براى متکبران نیست؟///و روز قیامت کسانی را که بر خدا دروغ بستند بنگری که همه رویشان سیاه شده است (رسوای خدا و خلق گردیدند) آیا متکبران را نه منزل در دوزخ است؟///و روز قیامت کسانی را که بر خداوند دروغ بسته‌اند، بینی که چهره‌هایشان سیاه [شده‌] است [به آنان گویند] آیا منزلگاه متکبران در جهنم نیست؟///و روز قیامت کسانی را که بر خدا دروغ بستند می‌بینی که صورتهایشان سیاه است؛ آیا در جهنم جایگاهی برای متکبران نیست؟!///و روز قیامت بینی آنان را که دروغ گفتند بر خدا رویهاشان سیاه شده آیا نیست در دوزخ جایگاهی برای کبرورزان‌///و روز قیامت کسانی راکه بر خدا دروغ بستند روسیاه می‌بینی. آیا برای سرکشان پناهگاه و پایگاهی در جهنم نیست‌؟ quran_en_fa But Allah will deliver the righteous to their place of salvation: no evil shall touch them, nor shall they grieve. و خدا کسانی را که پرهیزکاری پیشه کردند، به سبب اعمالی که مایه رستگاری شان بود نجات می‌دهد، عذاب به آنان نمی‌رسد، و اندوهگین هم نمی‌شوند.///و خدا کسانی را که پرهیزکاری پیشه کردند، به سبب اعمالی که مایه رستگاری شان بود نجات می‌دهد، عذاب به آنان نمی‌رسد، و اندوهگین هم نمی‌شوند.///خدا پرهیزکاران را به سبب راه رستگارى که در پیش گرفته بودند مى‌رهاند. به آنها هیچ بدى نرسد و از اندوه بدور باشند.///و خدا پرهیزگاران را به سبب کامیابى‌شان [در تقوا] نجات مى‌دهد. به آنها نه [هیچ گونه‌] بدى مى‌رسد و نه اندوهگین مى‌شوند///و خدا کسانى را که تقوا پیشه کرده‌اند، به [پاس‌] کارهایى که مایه رستگارى‌شان بوده، نجات مى‌دهد. عذاب به آنان نمى‌رسد و غمگین نخواهند گردید.///و خداوند کسانى را که تقوا پیشه کرده‌اند، به سبب کارهایى که مایه‌ی رستگاریشان بود، نجات مى‌دهد، در حالى که هیچ بدى به آنان نمی‌رسد و اندوهگین هم نمی‌شوند.///و خدا اهل تقوا را به موجبات رستگاری (و اعمال صالح) از عذاب نجات خواهد داد که هیچ رنج و المی به آنها نرسد و هرگز غم و اندوهی بر دلشان راه نیابد.///و خداوند کسانی را که پرهیزگاری ورزیده‌اند به رستگاری‌شان برهاند، چنانکه عذابی به آنان نرسد و اندوهگین هم نشوند///و خداوند کسانی را که تقوا پیشه کردند با رستگاری رهایی می‌بخشد؛ هیچ بدی به آنان نمی‌رسد و هرگز غمگین نخواهند شد.///و برهاند خدا آنان را که پرهیز کردند به پناهگاهشان نرسدشان بدی و نه اندوهگین شوند///و خدا کسانی را که تقوا پیشه کرده‌اند، نجات می‌دهد. بدی به آنان نمی‌رسد و غمگین (هم) نخواهند گردید. quran_en_fa Allah is the Creator of all things, and He is the Guardian and Disposer of all affairs. خدا آفریننده هر چیزی است و او بر هر چیزی نگهبان و کارساز است.///خدا آفریننده هر چیزی است و او بر هر چیزی نگهبان و کارساز است.///خداست که آفریدگار هر چیزى است و او نگهبان هر چیزى.///خدا آفریدگار همه چیز است، و همو نگهبان همه چیز است///خدا آفریدگار هر چیزى است، و اوست که بر هر چیز نگهبان است.///خداوند، آفریدگار هر چیزى است. و اوست که بر هر چیز نگهبان [و ناظر] است.///خدا آفریننده هر چیز است و بر هر چیز هم او نگهبان است.///خداوند آفریدگار همه چیز است، و او بر هر چیزی نگهبان است‌///خداوند آفریدگار همه چیز است و حافظ و ناظر بر همه اشیا است.///خدا است آفریدگار هر چیزی و اوست بر همه چیز وکیل‌///خدا آفریدگار هرچیزی است، و او بر هر چیزی پاسدار (و) کاردار است. quran_en_fa To Him belong the keys of the heavens and the earth: and those who reject the Signs of Allah,- it is they who will be in loss. کلیدهای آسمان‌ها و زمیندر مالکیت اوست، و کسانی که به آیات خدا کفر ورزیدند، هم آنان زیانکارند.///کلیدهای آسمان‌ها و زمیندر مالکیت اوست، و کسانی که به آیات خدا کفر ورزیدند، هم آنان زیانکارند.///کلیدهاى آسمانها و زمین نزد اوست و آنها که به آیات خدا کافر شده‌اند زیان‌دیدگان هستند.///کلیدهاى آسمان‌ها و زمین از آن اوست، و کسانى که آیات خدا را انکار کردند آنها حقا زیانکارند///کلیدهاى آسمان و زمین از آن اوست، و کسانى که نشانه‌هاى خدا را انکار کردند، آنانند که زیانکارانند.///کلیدهاى آسمان‌ها و زمین از آن اوست. و کسانى که به آیات الهى کفر ورزیدند، آنان همان زیانکارانند.///کلیدهای خزائن آسمانها و زمین او راست و آنان که به آیات خدا کافر شدند هم آنان زیانکاران عالمند.///او راست کلیدهای آسمانها و زمین، کسانی که آیات ما را انکار کرده‌اند، آنانند که زیانکارند///کلیدهای آسمانها و زمین از آن اوست؛ و کسانی که به آیات خداوند کافر شدند زیانکارانند.///وی را است کلیدهای آسمانها و زمین و آنان که کفر ورزیدند به آیتهای خدا ایشانند زیانکاران‌///درب‌های بسته و پیوسته‌‌ی آسمان‌ها و زمین تنها از اوست. و کسانی که به نشانه‌های خدا کفر ورزیدند ایشان خودشان زیانکارانند. quran_en_fa Say: "Is it some one other than Allah that ye order me to worship, O ye ignorant ones?" بگو: ای نادانان! آیا به من فرمان می‌دهید که غیر خدا را بپرستم؟!///بگو: ای نادانان! آیا به من فرمان می‌دهید که غیر خدا را بپرستم؟!///بگو: اى نادانان، آیا مرا فرمان مى‌دهید که غیر از خدا را بپرستم؟///بگو: آیا مرا وادار مى‌کنید که غیر خدا را بپرستم اى نادان‌ها///بگو: «اى نادانان، آیا مرا وادار مى‌کنید که جز خدا را بپرستم؟»///بگو: «اى نادانان! آیا مرا فرمان مى‌دهید که جز خدا بپرستم؟»///(ای رسول به مشرکان) بگو: ای مردم نادان مرا امر می‌کنید که غیر خدا را پرستش کنم؟///بگو ای نادانان آیا فرمانم می‌دهید که غیر از خدا را بپرستم؟///بگو: «آیا به من دستور می‌دهید که غیر خدا را بپرستم ای جاهلان؟!»///بگو آیا جز خدا را فرمان دهیدم که پرستم ای نادانان‌///بگو: «هان ای نادانان! آیا پس مرا وادار می‌کنید که جز خدا را بپرستم‌؟» quran_en_fa But it has already been revealed to thee,- as it was to those before thee,- "If thou wert to join (gods with Allah), truly fruitless will be thy work (in life), and thou wilt surely be in the ranks of those who lose (all spiritual good)". بی تردید به تو و به کسانی که پیش از تو بوده‌اند، وحی شده است که اگر مشرک شوی، همه اعمالت تباه و بی اثر می‌شود و از زیانکاران خواهی بود.///بی تردید به تو و به کسانی که پیش از تو بوده‌اند، وحی شده است که اگر مشرک شوی، همه اعمالت تباه و بی اثر می‌شود و از زیانکاران خواهی بود.///به تو و پیامبران پیش از تو وحى شده است که اگر شرک بیاورید اعمالتان ناچیز گردد و خود از زیان‌کنندگان خواهید بود.///و قطعا به تو و کسانى که پیش از تو بودند وحى شده است که اگر شرک ورزى مسلما عمل تو تباه مى‌شود و بى‌شک از زیانکاران مى‌شوى///و قطعا به تو و به کسانى که پیش از تو بودند وحى شده است: «اگر شرک ورزى حتما کردارت تباه و مسلما از زیانکاران خواهى شد.»///و قطعا به تو، و به کسانى [از پیامبران] که پیش از تو بوده‌اند، وحى شده است که: «اگر شرک ورزى، بی‌تردید عمل تو تباه مى‌شود و قطعا از زیانکاران خواهى شد.///(هنوز مشرکان جاهل از تو موحد کامل طمع شرک دارند؟) و حال آنکه به تو و به رسولان پیش از تو چنین وحی شده که اگر به خدا شرک آوری عملت محو و نابود می‌گردد و سخت از زیانکاران خواهی گردید.///و به راستی بر تو و بر کسانی که پیش از تو بوده‌اند، وحی شده است که اگر شرک ورزی، عملت تباه گردد، و بی‌شک از زیانکاران باشی‌///به تو و همه پیامبران پیشین وحی شده که اگر مشرک شوی، تمام اعمالت تباه می‌شود و از زیانکاران خواهی بود!///و هر آینه وحی شد بسوی تو و بسوی آنان که پیش از تو بودند که اگر شرک ورزی هر آینه تباه شود کردارت و همانا شوی از زیانکاران‌///و به‌راستی و درستی به تو و به کسانی که پیش از تو بودند وحی شده است: «اگر شرک بورزی همانا کردارت به‌راستی تباه است و بی‌امان و بی‌چون از زیانکاران خواهی بود.» quran_en_fa Nay, but worship Allah, and be of those who give thanks. بلکه فقط خدا را بپرست و از سپاس گزاران باش.///بلکه فقط خدا را بپرست و از سپاس گزاران باش.///بلکه خدا را بپرست و سپاسگزار او باش.///بلکه [تنها] خدا را پرستش کن و از سپاسگزاران باش///بلکه خدا را بپرست و از سپاسگزاران باش.///بلکه تنها خدا را بپرست و از سپاسگزاران باش.»///بلکه تنها خدا را پرستش کن و از شکر گزاران (نعمت الهی) باش.///بلکه خداوند را بپرست و از سپاسگزاران باش‌///بلکه تنها خداوند را عبادت کن و از شکرگزاران باش!///بلکه خدا را پرستش کن و باش از سپاس‌گزاران‌///«بلکه تنها خدا را بپرست و از سپاسگزاران باش.» quran_en_fa No just estimate have they made of Allah, such as is due to Him: On the Day of Judgment the whole of the earth will be but His handful, and the heavens will be rolled up in His right hand: Glory to Him! High is He above the Partners they attribute to Him! و خدا را آن گونه که سزاوار اوست نشناختند، در حالی که زمین در روز قیامت یکسره در قبضه قدرت اوست، و آسمان‌ها هم درهم پیچیده به دست اوست؛ منزه و برتر است از آنچه با او شریک می‌گیرند.///و خدا را آن گونه که سزاوار اوست نشناختند، در حالی که زمین در روز قیامت یکسره در قبضه قدرت اوست، و آسمان‌ها هم درهم پیچیده به دست اوست؛ منزه و برتر است از آنچه با او شریک می‌گیرند.///خدا را نشناختند آنچنان که شایان شناخت اوست. و در روز قیامت، زمین یکجا در قبضه اوست و آسمانها در هم پیچیده، در ید قدرت او. منزه است و برتر از هر چه شریک او مى‌پندارند.///و خدا را آن چنان که باید ارج ننهادند، حال آن که در روز قیامت زمین یکجا در قبضه او و آسمان‌ها پیچیده شده به دست اوست. او منزه است و برتر از آنچه [با وى‌] شریک مى‌گردانند///و خدا را آنچنان که باید به بزرگى نشناخته‌اند، و حال آنکه روز قیامت زمین یکسره در قبضه [قدرت‌] اوست، و آسمانها در پیچیده به دست اوست؛ او منزه است و برتر است از آنچه [با وى‌] شریک مى‌گردانند.///و خدا را آن­گونه که سزاوار ارجمندى اوست، ارج ننهادند [و او را نشناختند]. با آن که روز قیامت، زمین، یکسره در قبضه‌ى [قدرت] اوست. و آسمان‌ها به دست [قدرت] او در هم پیچیده‌اند. او منزه و برتر است از آنچه [به او] شرک مى‌ورزند.///و (آنان که غیر خدا را طلبیدند) خدا را چنان که شاید به عظمت نشناختند، و اوست که روز قیامت زمین در قبضه قدرت او و آسمانها در پیچیده به دست سلطنت اوست. آن ذات پاک یکتا منزه و متعالی از شرک مشرکان (بلکه از فکر موحدان) است.///و خداوند را چنانکه سزاوار قدر اوست ارج ننهادند، حال آنکه سراسر زمین در روز قیامت در قبضه قدرت اوست، و آسمانها به دست او درهم نوردیده می‌گردد، منزه است او و فراتر است از آنچه برای او شریک می‌دانند///آنها خدا را آن گونه که شایسته است نشناختند، در حالی که تمام زمین در روز قیامت در قبضه اوست و آسمانها پیچیده در دست او؛ خداوند منزه و بلندمقام است از شریکیهایی که برای او می‌پندارند///و ارج نگذاشتند خدا را حق ارجمندیش و زمین همگی در چنگ او است روز قیامت و آسمانها پیچیده‌اند به دستش منزه و برتر است او از آنچه شرک ورزند///و خدا را ‎آنچنان که شایسته‌ی قدر و منزلتش می‌باشد قدر ندانستند. حال آنکه روز قیامت زمین یکسره در قبضه‌ی (علم و قدرت و حکمت) اوست، و آسمان‌ها در هم پیچیده به دست توانای اوست. او منزه و برتر است از آنچه (با وی) شریک می‌گردانند. quran_en_fa The Trumpet will (just) be sounded, when all that are in the heavens and on earth will swoon, except such as it will please Allah (to exempt). Then will a second one be sounded, when, behold, they will be standing and looking on! و در صور دمیده می‌شود، پس هر که در آسمان‌ها و زمین است می‌میرد، مگر کسی را که خدا بخواهد، آن گاه بار دیگر در صور دمیده می‌شود، ناگاه همه آنان بر پای ایستاده [مات و مبهوت به هر سو] می‌نگرند [که سرانجام کارشان چه خواهد شد!]///و در صور دمیده می‌شود، پس هر که در آسمان‌ها و زمین است می‌میرد، مگر کسی را که خدا بخواهد، آن گاه بار دیگر در صور دمیده می‌شود، ناگاه همه آنان بر پای ایستاده [مات و مبهوت به هر سو] می‌نگرند [که سرانجام کارشان چه خواهد شد!]///و در صور دمیده شود. پس هر که در آسمانها و هر که در زمین است -جز آنها که او بخواهد- بیهوش مى‌شوند. و بار دیگر در آن دمیده شود، ناگهان از جاى برمى‌خیزند و مى‌نگرند.///و در صور دمیده شود، پس هر که در آسمان‌ها و هر که در زمین است بى‌جان افتد، مگر کسى که خدا بخواهد. سپس بار دیگر در آن دمیده شود و به ناگاه آنها به پا خیزند و [با نگرانى‌] نگاه کنند///و در صور دمیده مى‌شود، پس هر که در آسمانها و هر که در زمین است بیهوش درمى‌افتد، مگر کسى که خدا بخواهد؛ سپس بار دیگر در آن دمیده مى‌شود و بناگاه آنان بر پاى ایستاده مى‌نگرند.///و در صور می‌دمند، پس هر که در آسمان‌ها و هر که در زمین است، بى‌هوش می‌شود، [و مى‌میرد،] مگر آن کس را که خدا بخواهد. سپس بار دیگر در آن دمیده می‌شود، پس ناگاه آنان [زنده] برپا می‌خیزند و [به اطراف] مى‌نگرند.///و صیحه‌ای در صور (اسرافیل) بدمند تا جز آن که خدا (بقای او) خواسته دیگر هر که در آسمانها و زمین است همه یکسر مدهوش مرگ شوند، آن گاه صیحه دیگری در آن دمیده شود که ناگاه خلایق همه (از خواب مرگ) بر خیزند و نظاره (واقعه محشر) کنند.///و در صور دمیده شود، سپس هر کس که در آسمانها و هر کس که در زمین است، بیهوش شود، مگر آنکه خدا خواهد، سپس بار دیگر در آن دمیده شود، آنگاه ایشان [انسانها] ایستادگانی چشم به راهند///و در «صور» دمیده می‌شود، پس همه کسانی که در آسمانها و زمینند می‌میرند، مگر کسانی که خدا بخواهد؛ سپس بار دیگر در «صور» دمیده می‌شود، ناگهان همگی به پا می‌خیزند و در انتظار (حساب و جزا) هستند.///و دمیده شد در صور پس بیهوش افتاده‌اند آنان که در آسمانها و آنان که در زمین‌اند مگر آنکه خواست خدا سپس دمیده شد در آن بار دیگر ناگاه ایشانند ایستادگانی نگران‌///و در صور [: بوق جانکاه] دمیده شد. پس هر که در آسمان‌ها و هر که در زمین است بیهوش در افتاد مگر کسی که خدا خواسته. سپس بار دیگر در آن (بوق جان‌خواه) دمیده شد. پس به‌ناگاه آنان (بر پای) ایستاد‌گان می‌نگرند. quran_en_fa And the Earth will shine with the Glory of its Lord: the Record (of Deeds) will be placed (open); the prophets and the witnesses will be brought forward and a just decision pronounced between them; and they will not be wronged (in the least). و زمین به نور پروردگارش روشن می‌شود، و کتاب [اعمال] را می‌نهند، و پیامبران و گواهان را بیاورند ومیانشان به حق وراستی داوری شود، وآنان مورد ستم قرار نمی‌گیرند؛///و زمین به نور پروردگارش روشن می‌شود، و کتاب [اعمال] را می‌نهند، و پیامبران و گواهان را بیاورند ومیانشان به حق وراستی داوری شود، وآنان مورد ستم قرار نمی‌گیرند؛///و زمین به نور پروردگارش روشن شود و نامه‌هاى اعمال را بنهند و پیامبران و گواهان را بیاورند و در میان مردم به حق داورى شود و بر کسى ستمى نرود.///و زمین به نور پروردگارش روشن گردد، و کارنامه [اعمال در میان‌] نهاده شود، و پیامبران و شاهدان را بیاورند، و میانشان به حق داورى گردد و بر آنان ستم نرود///و زمین به نور پروردگارش روشن گردد، و کارنامه [اعمال در میان‌] نهاده شود، و پیامبران و شاهدان را بیاورند، و میانشان به حق داورى گردد، و مورد ستم قرار نگیرند.///و [در آن روز] زمین به نور پروردگارش روشن می‌گردد. و نامه‌ى اعمال را در میان می‌نهند و پیامبران و گواهان را می‌آورند و میان آنان به حق داورى می‌شود، و بر آنان ستم نخواهد رفت.///و زمین (محشر) به نور پروردگار خود روشن گردد و نامه (اعمال خلق در پیشگاه عدل حق) نهاده شود و انبیاء و شهداء (بر گواهی) احضار شوند و میان خلق به حق حکم شود و به هیچ کس ابدا ظلمی نخواهد شد.///و سراسر عرصه محشر به نور پروردگارش درخشان گردد و نامه اعمال در میان نهند و پیامبران و گواهان را به میان آورند و بین مردم به حق داوری شود و بر آنان ستم نرود///و زمین (در آن روز) به نور پروردگارش روشن می‌شود، و نامه‌های اعمال را پیش می‌نهند و پیامبران و گواهان را حاضر می‌سازند، و میان آنها بحق داوری می‌شود و به آنان ستم نخواهد شد!///و درخشید زمین به نور پروردگار خویش و گذارده شد کتاب و آورده شدند پیغمبران و گواهان و داوری شد میان آنان به حق و ایشان ستم نشوند///و زمین به نور پروردگارش روشن شد و کتاب (وحی و اعمال در میان) نهاده گشت و پیامبران و شاهدان آورده شدند و میانشان بحق داوری گشت، در حالی که ایشان مورد ستم قرار نگیرند. quran_en_fa And to every soul will be paid in full (the fruit) of its Deeds; and (Allah) knoweth best all that they do. و به هر کسی آنچه را انجام داده است، به طور کامل داده شود و او به کارهایی که انجام می‌دهند، داناتر است.///و به هر کسی آنچه را انجام داده است، به طور کامل داده شود و او به کارهایی که انجام می‌دهند، داناتر است.///پاداش هر کس برابر کردارش به تمامى ادا شود، در حالى که خدا به کارهایى که مى‌کرده‌اند آگاه‌تر است.///و به هر کس آنچه انجام داده به تمامى ادا شود، و خدا به آنچه مى‌کنند آگاه‌تر است///و هر کسى [نتیجه‌] آنچه انجام داده است به تمام بیابد و او به آنچه مى‌کنند داناتر است.///و به هر کس [جزاى] آنچه کرده، به تمامى داده می‌شود. و خداوند به آنچه مى‌کنند، آگاه‌تر است.///و هر کس به پاداش عملش تمام برسد و خدا از هر کس به افعال خلق آگاه‌تر است.///و به هر کس [جزای‌] آنچه کرده است به تمامی داده شود، و او [خداوند] به آنچه کرده‌اند داناتر است‌///و به هر کس آنچه انجام داده است بی‌کم و کاست داده می‌شود؛ و او نسبت به آنچه انجام می‌دادند از همه آگاهتر است.///و پرداخت شد به هر کس هر آنچه کرد و او داناتر است بدانچه می‌کنند///و به هر کسی آنچه انجام داده است بی‌کم و کاست (و برتر از آن) داده شد. و او به آنچه می‌کنند داناتر است. quran_en_fa The Unbelievers will be led to Hell in crowd: until, when they arrive, there, its gates will be opened. And its keepers will say, "Did not messengers come to you from among yourselves, rehearsing to you the Signs of your Lord, and warning you of the Meeting of This Day of yours?" The answer will be: "True: but the Decree of Punishment has been proved true against the Unbelievers!" و کافران گروه گروه به دوزخ رانده می‌شوند، چون به دوزخ رسند درهایش گشوده شود و نگهبانانش به آنان گویند: آیا پیامبرانی از جنس خودتان به سویتان نیامدند که آیات پروردگارتان را بر شما بخوانند و شما را به دیدار این روزتان بیم دهند؟ گویند: آری، [آمدند] ولی فرمان عذاب بر کافران محقق و ثابت شدهاست.///و کافران گروه گروه به دوزخ رانده می‌شوند، چون به دوزخ رسند درهایش گشوده شود و نگهبانانش به آنان گویند: آیا پیامبرانی از جنس خودتان به سویتان نیامدند که آیات پروردگارتان را بر شما بخوانند و شما را به دیدار این روزتان بیم دهند؟ گویند: آری، [آمدند] ولی فرمان عذاب بر کافران محقق و ثابت شدهاست.///و کافران را گروه‌گروه به جهنم برانند. چون به جهنم رسند درهایش گشوده شود و نگهبانان آتش گویند: آیا پیامبرانى از خود شما بر شما مبعوث نشدند تا آیات پروردگارتان را برایتان بخوانند و شما را از دیدار با چنین روزى بترسانند؟ مى‌گویند: بلى. ولى، بر کافران عذاب محقق شده بود.///و کسانى که کافر شدند، گروه گروه به سوى جهنم رانده شوند. تا چون بدان جا رسند، درهاى آن [به رویشان‌] گشوده شود و نگهبانانش به آنها گویند: مگر فرستادگانى از خودتان به سوى شما نیامدند که آیات پروردگارتان را بر شما بخوانند و به دیدار چنین روزى شما را هشد///و کسانى که کافر شده‌اند، گروه گروه به سوى جهنم رانده شوند، تا چون بدان رسند، درهاى آن [به رویشان‌] گشوده گردد و نگهبانانش به آنان گویند: «مگر فرستادگانى از خودتان بر شما نیامدند که آیات پروردگارتان را بر شما بخوانند و به دیدار چنین روزى شما را هشدار دهند؟» گویند: «چرا»، ولى فرمان عذاب بر کافران واجب آمد.///و کسانى که کافر شدند، دسته دسته به سوى دوزخ رانده می‌شوند. چون نزدیک آن برسند، درهاى دوزخ گشوده می‌شود و نگهبانان آن به ایشان می‌گویند: «آیا از میان شما پیامبرانى به سراغتان نیامدند، تا آیات پروردگارتان را بر شما بخوانند و شما را به دیدار چنین روزى هشدار دهند؟» می‌گویند: چرا، [آنان آمدند؛ و ما نپذیرفتیم و تکذیبشان کردیم،] ولی [حالا دیگر عذر و توبه‌ی ما سودى ندارد، چون که‌] فرمان عذاب بر کافران تحقق یافته است.»///و آنان را که کافر شدند فوج فوج به جانب دوزخ رانند تا چون آنجا رسند درهای جهنم (به رویشان) بگشایند و خازنان دوزخ به آنها گویند: مگر پیغمبرانی از خودتان برای (هدایت) شما نیامدند و آیات الهی را برایتان تلاوت نکردند و شما را از ملاقات این روز سخت نترسانیدند؟ جواب دهند: بلی و لیکن (افسوس که ما پند نگرفتیم و به کفر و عصیان خود را مستحق عذاب حرمان کردیم و) وعده عذاب بر کافران محقق و حتمی گردید.///و کافران را گروه گروه به سوی جهنم برانند، چون به نزدیک آن رسند، درهایش بازگردد، و نگهبانان آن به ایشان گویند آیا پیامبران پروردگارتان به نزد شما نیامدند که بر شما آیات پروردگارتان را بخوانند، و شما را از دیدار این روزتان هشدار دهند، گویند چرا، ولی حکم عذاب بر کافران تحقق یافته است‌///و کسانی که کافر شدند گروه گروه به سوی جهنم رانده می‌شوند؛ وقتی به دوزخ می‌رسند، درهای آن گشوده می‌شود و نگهبانان دوزخ به آنها می‌گویند: «آیا رسولانی از میان شما به سویتان نیامدند که آیات پروردگارتان را برای شما بخوانند و از ملاقات این روز شما را بر حذر دارند؟!» می‌گویند: «آری، (پیامبران آمدند و آیات الهی را بر ما خواندند، و ما مخالفت کردیم!) ولی فرمان عذاب الهی بر کافران مسلم شده است.///و رانده شدند آنان که کفر ورزیدند بسوی دوزخ گروه‌هایی تا گاهی که بیامدندش و گشوده شد درهایش و گفتند بدیشان نگهبانانش آیا نیامد شما را فرستادگانی از خود شما بسرایند بر شما آیتهای پروردگار شما را و بترسانندتان از رسیدنتان بدین روز گفتند بلی و لیکن راست آمد سرنوشت عذاب بر کافران‌///و کسانی که کافر شدند گروه گروه سوی جهنم رانده شدند، تا هنگامی که بدان درآمدند، درهای آن (به رویشان) گشوده شد، و نگهبانانش به آنان گفتند: «مگر فرستادگانی از خودتان برایتان نیامدند حال آنکه آیات پروردگارتان را بر شما می‌خوانند و به دیدار چنین روزی شما را هشدار می‌دهند؟» گفتند: «چرا.» ولی فرمان عذاب بر کافران بحق فرود آمد. quran_en_fa (To them) will be said: "Enter ye the gates of Hell, to dwell therein: and evil is (this) Abode of the Arrogant!" [به آنان] گویند: از درهای دوزخ درآیید در حالی که در آن جاودانه‌اید؛ پس جایگاه متکبران چه بد جایگاهی است؛///[به آنان] گویند: از درهای دوزخ درآیید در حالی که در آن جاودانه‌اید؛ پس جایگاه متکبران چه بد جایگاهی است؛///گفته شود: از درهاى جهنم داخل شوید، همواره در آنجا خواهید بود. جایگاه سرکشان چه بد جایگاهى است.///و گفته شود: از درهاى دوزخ داخل شوید و جاودانه در آن بمانید، پس بد است جایگاه متکبران///و گفته شود: «از درهاى دوزخ درآیید، جاودانه در آن بمانید؛ وه چه بد [جایى‌] است جاى سرکشان!»///[نگهبانان دوزخ] به آنان می‌گویند: «از درهاى دوزخ وارد شوید که جاودانه در آن خواهید بود. پس چه بد است منزلگاه متکبران!»///آن گاه به آن کافران خطاب شود: اینک از هر در به دوزخ داخل شوید و در آن عذاب جاودان بمانید که متکبران را (دوزخ) بسیار بد منزلگاهی است.///گفته شود از درهای جهنم وارد شوید که جاودانه در آنید، چه بد است منزلگاه متکبران‌///به آنان گفته می‌شود: «از درهای جهنم وارد شوید، جاودانه در آن بمانید؛ چه بد جایگاهی است جایگاه متکبران!»///گفته شد درآیند به درهای دوزخ جاودانان در آن چه زشت است جایگاه گردن‌فرازان‌///و گفته شد: «از درهای دوزخ درآیید، حال آنکه جاودانه در آن بمانید. پس چه بد (جایی) است پایگاه دائمی سرکشان!» quran_en_fa And those who feared their Lord will be led to the Garden in crowds: until behold, they arrive there; its gates will be opened; and its keepers will say: "Peace be upon you! well have ye done! enter ye here, to dwell therein." و کسانی که از پروردگارشان پروا کردند گروه گروه به بهشت رانده می‌شوند، چون به آن رسند در حالی که درهایش از پیش گشوده شده است، نگهبانانش به آنان گویند: سلام بر شما، پاکیزه و نیکو شدید، پس وارد آن شوید که [در آن] جاودانه‌اید.///و کسانی که از پروردگارشان پروا کردند گروه گروه به بهشت رانده می‌شوند، چون به آن رسند در حالی که درهایش از پیش گشوده شده است، نگهبانانش به آنان گویند: سلام بر شما، پاکیزه و نیکو شدید، پس وارد آن شوید که [در آن] جاودانه‌اید.///و آنان را که از پروردگارشان ترسیده‌اند گروه‌گروه به بهشت مى‌برند. چون به بهشت برسند درهایش گشوده شود. و خازنان بهشت گویندشان: سلام بر شما، بهشتتان خوش باد، به درون بیایید، همواره در اینجا خواهید بود.///و کسانى که از پروردگارشان پروا داشتند، گروه گروه به سوى بهشت سوق داده شوند. تا چون بدان جا رسند و درهاى آن [به رویشان‌] گشوده گردد و نگهبانان آن به ایشان گویند: سلام بر شما! پاک شدید، پس براى همیشه داخل آن شوید///و کسانى که از پروردگارشان پروا داشته‌اند، گروه گروه به سوى بهشت سوق داده شوند، تا چون بدان رسند و درهاى آن [به رویشان‌] گشوده گردد و نگهبانان آن به ایشان گویند: «سلام بر شما، خوش آمدید، در آن درآیید [و] جاودانه [بمانید].»///و کسانى که از پروردگارشان پروا داشتند، گروه گروه به سوى بهشت برده می‌شوند. چون نزدیک آن برسند، در حالى که درهاى بهشت گشوده شده است، نگهبانان بهشت به آنان می‌گویند: «سلام بر شما! پاک و پسندیده بودید. پس داخل شوید که در آن جاودانه خواهید بود.»///و متقیان خدا ترس را فوج فوج به سوی بهشت برند تا چون بدانجا رسند و همه درهای بهشت (به رویشان به احترام) بگشایند و خازنان بهشتی (به تهنیت) گویند: سلام بر شما باد (خوشا به حال شما) که چه خوش عیش ابدی نصیب شما گردید حالی در این بهشت ابد در آیید و جاودان متنعم باشید.///و کسانی را که از پروردگارشان پروا کرده‌اند، گروه گروه به سوی بهشت برانند، تا به نزدیک آن رسند، در حالی که درهایش گشوده است، و نگهبانان آن به ایشان گویند سلام بر شما خوش آمدید به آن وارد شوید و جاودانه بمانید///و کسانی که تقوای الهی پیشه کردند گروه گروه به سوی بهشت برده می‌شوند؛ هنگامی که به آن می‌رسند درهای بهشت گشوده می‌شود و نگهبانان به آنان می‌گویند: «سلام بر شما! گوارایتان باد این نعمتها! داخل بهشت شوید و جاودانه بمانید!»///و رانده شدند آنان که پرهیزکاری کردند بسوی بهشت گروه‌هایی تا گاهی که آمدندش و گشوده شد درهایش و گفتند بدیشان نگهبانانش سلام بر شما خوش آمدید (پاک شدید) پس درآیید در آن جاودانان‌///و کسانی که از پرودگارشان پروا داشته‌اند، گروه گروه سوی بهشت سوق داده شدند، تا هنگامی که بدان رسند و درهای آن (به رویشان) گشوده گردد، و نگهبانان آن به ایشان گویند: «سلام بر شما، خوش آمدید، پس در آن جاودانه درآیید.» quran_en_fa They will say: "Praise be to Allah, Who has truly fulfilled His Promise to us, and has given us (this) land in heritage: We can dwell in the Garden as we will: how excellent a reward for those who work (righteousness)!" می‌گویند: همه ستایش‌ها ویژه خداست که درباره ما به وعده‌اش وفا کرد، و زمین [بهشت] را به ما میراث داد که هر جای از بهشت را بخواهیم، جای خود قرار می‌دهیم. چه نیکوست پاداش عمل کنندگان.///می‌گویند: همه ستایش‌ها ویژه خداست که درباره ما به وعده‌اش وفا کرد، و زمین [بهشت] را به ما میراث داد که هر جای از بهشت را بخواهیم، جای خود قرار می‌دهیم. چه نیکوست پاداش عمل کنندگان.///مى‌گویند: سپاس خدایى را که هر وعده که به ما داد راست بود. آن زمین را به میراث به ما داد. و اکنون در هر جاى بهشت که بخواهیم مکان مى‌گیریم. عمل‌کنندگان را چه مزد نیکویى است.///و گویند: سپاس خدایى را که وعده‌اش را بر ما راست گردانید و سرزمین [بهشت‌] را به ما میراث داد. اکنون در هر جاى بهشت که بخواهیم جاى مى‌گیریم، پس چه نیکوست پاداش عمل کنندگان///و گویند: «سپاس خدایى را که وعده‌اش را بر ما راست گردانید و سرزمین [بهشت‌] را به ما میراث داد، از هر جاى آن باغ [پهناور] که بخواهیم جاى مى‌گزینیم.» چه نیک است پاداش عمل‌کنندگان.///و [بهشتیان] می‌گویند: «سپاس خداوندى را که به وعده‌ى خود وفا کرد، و زمین [بهشت] را میراث ما قرار داد. تا از [این] باغ هر جا را که بخواهیم، برگزینیم. پس چه نیکوست پاداش اهل عمل!»///(مؤمنان به بهشت در آیند) و گویند: ستایش خدای را که وعده لطف و رحمتش را بر ما محقق فرمود و ما را وارث همه سرزمین بهشت گردانید که هر جای آن بخواهیم منزل گزینیم. (بلی آن روز) پاداش نیکوکاران بسیار نیکو خواهد بود.///و گویند سپاس خداوندی را که وعده خود را در حق ما راست گردانید و به ما سرزمین [بهشت‌] را به میراث داد که از بهشت هر جا که خواهیم سکنا کنیم، پس چه نیکوست پاداش عملداران‌///آنها می‌گویند: «حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که به وعده خویش درباره ما وفا کرد و زمین (بهشت) را میراث ما قرار داد که هر جا را بخواهیم منزلگاه خود قرار دهیم؛ چه نیکوست پاداش عمل کنندگان!»///و گفتند سپاس خدای را که راست آورده ما را وعده خویش و ارث داد به ما زمین را جای گیریم از بهشت هر جا که خواهیم و چه خوب است پاداش عمل‌کنندگان‌///و گویند: «سپاس خدایی را که وعده‌اش را برایمان راست گردانید. و سرزمین (بهشت) را به ما به میراث داد. از هر جای آن که بخواهیم جای می‌گزینیم.» پس چه نیک است پاداش عمل‌کنندگان. quran_en_fa And thou wilt see the angels surrounding the Throne (Divine) on all sides, singing Glory and Praise to their Lord. The Decision between them (at Judgment) will be in (perfect) justice, and the cry (on all sides) will be, "Praise be to Allah, the Lord of the Worlds!" و فرشتگان را می‌بینی که پیرامون عرش حلقه زده‌اند، پروردگارشان را همراه ستایش تسبیح می‌گویند، و در میان اهل محشر به حق داوری شود، و [پس از پایان کار قیامت] گویند: همه ستایش‌ها ویژه خداست که پروردگار جهانیان است.///و فرشتگان را می‌بینی که پیرامون عرش حلقه زده‌اند، پروردگارشان را همراه ستایش تسبیح می‌گویند، و در میان اهل محشر به حق داوری شود، و [پس از پایان کار قیامت] گویند: همه ستایش‌ها ویژه خداست که پروردگار جهانیان است.///و فرشتگان را مى‌بینى که گرد عرش خدا حلقه زده‌اند و به ستایش پروردگارشان تسبیح مى‌گویند. میان آنها نیز به حق داورى گردد و گفته شود که ستایش از آن خدایى است که پروردگار جهانیان است.///و فرشتگان را مى‌بینى که پیرامون عرش حلقه زنان به ستایش پروردگارشان تسبیح مى‌گویند، و [سر انجام‌] میان بندگان به حق داورى مى‌گردد و گفته مى‌شود: ستایش ویژه‌ى خداست که، پروردگار جهانیان است///و فرشتگان را مى‌بینى که پیرامون عرش به ستایش پروردگار خود تسبیح مى‌گویند و میانشان به حق داورى مى‌گردد و گفته مى‌شود: «سپاس، ویژه پروردگار جهانیان است.»///و فرشتگان را مى‌بینى که گرد عرش حلقه زده‌اند، پروردگارشان را همراه ستایش، تسبیح مى‌گویند. و میان اهل محشر به حق داورى مى‌شود و [بهشتیان همراه با فرشتگان] گویند: «سپاس و ستایش مخصوص خداوندى است که پروردگار جهانیان است.»///و (در آن روز) فرشتگان (رحمت) را مشاهده کنی که گرداگرد عرش (با عظمت الهی) در آمده و به تسبیح و ستایش خدایشان مشغولند و میان اهل بهشت و دوزخ به حق حکم شود و (همه زبان به حمد خدا گشایند و) گویند: سپاس و ستایش خاص خدای یکتا پروردگار جهانیان است.///و فرشتگان را بینی که عرش را در میان گرفته‌اند، سپاسگزارانه پروردگارشان را تسبیح می‌گویند، و در میان آنان به حق داوری شود، و گفته شود سپاس خداوند را که پروردگار جهانیان است است‌///(در آن روز) فرشتگان را می‌بینی که بر گرد عرش خدا حلقه زده‌اند و با ستایش پروردگارشان تسبیح می‌گویند؛ و در میان بندگان بحق داوری می‌شود؛ و (سرانجام) گفته خواهد شد: «حمد مخصوص خدا پروردگار جهانیان است!»///و بینی فرشتگان را فراگیرندگان پیرامون عرش تسبیح کنند به سپاس پروردگار خویش و داوری شد میان ایشان به حق و گفته شد سپاس خدای را پروردگار جهانیان‌///و فرشتگان را می‌بینی که پیرامون عرش در گردشند، و با سپاس پروردگارشان او را تنزیه می‌کنند، و در میانشان [: مؤمنان] حکم به تمامی حق شده و گفته شود: «تمام سپاس برای خدا پروردگار جهانیان است.» quran_en_fa Ha Mim حم///حم///حا، میم.///حا، میم///حاء، میم.///حا، میم.///حم (از اسرار خدا و رسول است).///حم [حامیم‌]///حم.///حم‌///حم. quran_en_fa The revelation of this Book is from Allah, Exalted in Power, Full of Knowledge,- این کتاب نازل شده از سوی خدای توانای شکست ناپذیر وداناست؛///این کتاب نازل شده از سوی خدای توانای شکست ناپذیر وداناست؛///نزول این کتاب از جانب خداى پیروزمند داناست؛///فرو فرستادن [این‌] کتاب از جانب خداى شکست ناپذیر داناست///فرو فرستادن این کتاب، از جانب خداى ارجمند داناست،///نازل شدن کتاب، از سوى خداوند شکست‌ناپذیر و داناست.///نزول این کتاب آسمانی (قرآن) از جانب خدای مقتدر داناست.///کتابی است فرو فرستاده از سوی خداوند پیروزمند دانا///این کتابی است که از سوی خداوند قادر و دانا نازل شده است.///فرستادن کتاب از خداوند عزتمند دانا///فرو فرستادن تدریجی این کتاب، از جانب خدای عزیز بسیار داناست، quran_en_fa Who forgiveth sin, accepteth repentance, is strict in punishment, and hath a long reach (in all things). there is no god but He: to Him is the final goal. که آمرزنده گناه و پذیرنده توبه، سخت کیفر و صاحب نعمت فراوان است. هیچ معبودی جز او نیست. بازگشت فقط به سوی اوست.///که آمرزنده گناه و پذیرنده توبه، سخت کیفر و صاحب نعمت فراوان است. هیچ معبودی جز او نیست. بازگشت فقط به سوی اوست.///آمرزنده گناه، پذیرنده توبه، سخت عقوبت، صاحب نعم. هیچ خدایى جز او نیست. بازگشت همه به سوى اوست.///آمرزنده‌ى گناه، پذیرنده‌ى توبه، سخت کیفر و صاحب نعمت [فراوان‌] است. خدایى جز او نیست. بازگشت [همه‌] به سوى اوست/// [که‌] گناه‌بخش و توبه‌پذیر [و] سخت‌کیفر [و] فراخ‌نعمت است. خدایى جز او نیست. بازگشت به سوى اوست.///آمرزنده‌ى گناه، پذیرنده‌ى توبه، سخت­کیفر و صاحب عطاى فراوان. هیچ معبودى جز او نیست. بازگشت [همه] به سوى اوست.///خدایی که بخشنده گناه و پذیرنده توبه (بندگان با ایمان) و منتقم سخت (از مردم ظالم بی‌ایمان) و صاحب رحمت و نعمت است، جز او هیچ خدایی نیست، بازگشت همه به سوی اوست.///آمرزنده گناه و توبه‌پذیر سخت کیفر نعمت بخش، که خدایی جز او نیست، و سیر و سرانجام به سوی اوست‌///خداوندی که آمرزنده گناه، پذیرنده توبه، دارای مجازات سخت، و صاحب نعمت فراوان است؛ هیچ معبودی جز او نیست؛ و بازگشت (همه شما) تنها بسوی اوست.///آمرزنده گناه پذیرنده توبه سخت‌شکنجه خداوند نیرومندی نیست خدائی جز او بسوی او است بازگشت‌///(که) گناه‌بخش توبه‌پذیر سخت‌کیفر فراخ‌نعمت است. خدایی جز او نیست (و) بازگشت تنها سوی اوست. quran_en_fa None can dispute about the Signs of Allah but the Unbelievers. Let not, then, their strutting about through the land deceive thee! تنها کافران در آیات خدا مجادله و ستیزه می‌کنند [اینان را هیچ شأن و اعتباری نیست]؛ پس مبادا رفت و آمدشان در شهرها [به خاطر قدرت نمایی، تجارت و ثروتمند شدنشان] تو را بفریبد.///تنها کافران در آیات خدا مجادله و ستیزه می‌کنند [اینان را هیچ شأن و اعتباری نیست]؛ پس مبادا رفت و آمدشان در شهرها [به خاطر قدرت نمایی، تجارت و ثروتمند شدنشان] تو را بفریبد.///جز کافران در آیات خدا جدال نمى‌کنند. پس جولانشان در شهرها تو را نفریبد.///در آیات خدا جز کسانى که کافر شدند جدال نمى‌کنند پس رفت و آمد [و قدرت نمایى‌] آنها در شهرها تو را نفریبد///جز آنهایى که کفر ورزیدند [کسى‌] در آیات خدا ستیزه نمى‌کند، پس رفت و آمدشان در شهرها تو را دستخوش فریب نگرداند.///جز کسانى که کفر ورزیدند، کسى در آیات خداوند جدال و ستیزه نمى‌کند، پس جنب و جوش آنان در شهرها تو را نفریبد.///و (بدان ای رسول که) در آیات خدا کسی به (انکار و) جدل جز مردم کافر برنخیزد پس تو از اینکه کافران بر شهر و دیارها مسلط و متصرفند دل نبازی (که اگر به آنها مهلتی دادیم موقع انتقام خواهد رسید).///و جز کافران کسی در آیات الهی مجادله نکند، پس گشت و گذار آنان در شهرها تو را مفریبد///تنها کسانی در آیات ما مجادله می‌کنند که (از روی عناد) کافر شده‌اند؛ پس مبادا رفت و آمد آنان در شهرها (و قدرت‌نمایی آنان) تو را بفریبد!///نستیزند در آیتهای خدا جز آنان که کفر ورزیدند پس نفریبدت گردش آنان در شهرها///جز آنهایی که کفر ورزیدند، (کسی) در آیات خدا ستیزه نمی‌کند. پس جابه‌جا شدن و رفت و آمدشان در شهرها تو را هرگز نفریبد. quran_en_fa But (there were people) before them, who denied (the Signs),- the People of Noah, and the Confederates (of Evil) after them; and every People plotted against their prophet, to seize him, and disputed by means of vanities, therewith to condemn the Truth; but it was I that seized them! and how (terrible) was My Requital! پیش از آنان قوم نوح و اقوامی که بعد از آنان بودند [پیامبرانشان را] تکذیب کردند، و هر امتی آهنگ پیامبر خود کردند تا او را دستگیر کنند [و از ابلاغ دین بازش دارند، یا از وطن بیرونش نمایند، یا او را بکشند] و با توسل به باطل برای نابود کردن حق و از میان بردن آن مجادله و ستیزه کردند، پس من هم آنان را [به عذاب] گرفتم، پس [بنگر که] عذاب من چگونه بود.///پیش از آنان قوم نوح و اقوامی که بعد از آنان بودند [پیامبرانشان را] تکذیب کردند، و هر امتی آهنگ پیامبر خود کردند تا او را دستگیر کنند [و از ابلاغ دین بازش دارند، یا از وطن بیرونش نمایند، یا او را بکشند] و با توسل به باطل برای نابود کردن حق و از میان بردن آن مجادله و ستیزه کردند، پس من هم آنان را [به عذاب] گرفتم، پس [بنگر که] عذاب من چگونه بود.///پیش از ایشان قوم نوح و گروه‌هایى که بعد از ایشان بودند پیامبرشان را تکذیب کردند. و هر امتى آهنگ آن کرد که پیامبرش را دستگیر کند، و به باطل به ستیزه برخاست تا حق را از میان بردارد. اما من آنها را به عقوبت فروگرفتم و عقوبت من چه سخت بود.///پیش از آنها قوم نوح، و بعد از ایشان دسته‌هاى مخالف، [پیامبران‌] را تکذیب کردند، و هر امتى قصد آن کرد که پیامبرش را گرفتار سازد، و به باطل جدال نمودند تا حقیقت را با آن از میان بردارند. اما من آنها را [به عقوبت‌] گرفتم، پس [بنگر که‌] عقوبت من چگونه ب///پیش از اینان قوم نوح، و بعد از آنان دسته‌هاى مخالف [دیگر] به تکذیب پرداختند، و هر امتى آهنگ فرستاده خود را کردند تا او را بگیرند، و به [وسیله‌] باطل جدال نمودند تا حقیقت را با آن پایمال کنند. پس آنان را فرو گرفتم؛ آیا چگونه بود کیفر من؟///پیش از این [کفار مکه]، قوم نوح و گروه‌هایى که پس از آنان آمدند، [پیامبرانشان را] تکذیب کردند. و هر امتى بر آن شد تا پیامبرش را بگیرد [و بیازارد]. و به [وسیله‌ی] باطل ستیز و مجادله کردند تا حق را نابود نمایند. پس آنان را [به قهر خود] گرفتم. پس [بنگر که] کیفر من چگونه بوده است؟///(اگر امت تو را تکذیب کردند غم مدار که) پیش از اینان هم قوم نوح و طوایف بعد از نوح نیز (پیغمبران را) تکذیب کردند و هر امتی همت گماشت که پیغمبر خود را دستگیر (و هلاک) گرداند و جدل و گفتار باطل به کار گرفت تا برهان حق را پایمال سازد، من هم آنها را (به کیفر کفر) گرفتم و چگونه عقوبت سخت کردم!///بدین‌سان پیش از آنان قوم نوح و پس از آنان گروههای مشرک نیز تکذیب [پیامبران الهی را] پیشه کردند، و هر امتی قصد پیامبرشان را کردند که او را فرو گیرند، و به دستاویز باطل مجادله کردند که حق را با آن ابطال کنند، آنگاه ایشان را فرو گرفتم، پس بنگر که عقوبت من چگونه بوده است‌///پیش از آنها قوم نوح و اقوامی که بعد از ایشان بودند (پیامبرانشان را) تکذیب کردند؛ و هر امتی در پی آن بود که توطئه کند و پیامبرش را بگیرد (و آزار دهد)، و برای محو حق به مجادله باطل دست زدند؛ اما من آنها را گرفتم (و سخت مجازات کردم)؛ ببین که مجازات من چگونه بود!///تکذیب کردند پیش از ایشان قوم نوح و احزاب از پس ایشان و آهنگ کرد هر ملتی پیغمبر خویش را تا بگیرندش و ستیزه کردند بوسیله باطل تا نابود کنند بدان حق را پس بگرفتیمشان پس چگونه بود مرا عقوبت‌///پیش از اینان قوم نوح و بعد از آنان حزب‌ها (ی کافر) به تکذیب پرداختند. و هر امتی آهنگ پیامبر خود را کردند، تا او را درگیرند. و به (وسیله‌ی) باطل جدال نمودند تا حقیقت را با آن پایمال کنند. پس آنان را فرو گرفتیم. پس آیا کیفر من چگونه بود؟ quran_en_fa Thus was the Decree of thy Lord proved true against the Unbelievers; that truly they are Companions of the Fire! این گونه فرمان پروردگارت بر کافران محقق و ثابت شد که آنان اهل آتش اند.///این گونه فرمان پروردگارت بر کافران محقق و ثابت شد که آنان اهل آتش اند.///بدین سان حکم پروردگار تو بر کافران محقق شد که اهل جهنمند.///و بدین‌سان حکم پروردگارت در باره‌ى کسانى که کفر ورزیدند تحقق یافت که ایشان اهل آتشند///و بدین سان فرمان پروردگارت در باره کسانى که کفر ورزیده بودند، به حقیقت پیوست که ایشان همدمان آتش خواهند بود.///و این­گونه وعده‌ی [عذاب] پروردگارت درباره‌ى کسانى که کفر ورزیدند، قطعى شد، که آنان اهل دوزخند.///و همین گونه وعده خدای تو بر (عقاب و کیفر) کافران (امتت) محقق و حتم است که آنها همه اهل دوزخ هستند.///و بدین‌سان حکم پروردگارت بر کافران تحقق یافت که ایشان دوزخی‌اند///و این گونه فرمان پروردگارت درباره کسانی که کافر شدند مسلم شده که آنها همه اهل آتشند!///و بدینسان راست آمد سخن پروردگارت بر آنان که کفر ورزیدند که آنانند یاران آتش‌///و بدین‌سان فرمان پروردگارت درباره‌ی کسانی که کفر ورزیده بودند، به حقیقت پیوست، که ایشان همواره همدمان آتشند. quran_en_fa Those who sustain the Throne (of Allah) and those around it Sing Glory and Praise to their Lord; believe in Him; and implore Forgiveness for those who believe: "Our Lord! Thy Reach is over all things, in Mercy and Knowledge. Forgive, then, those who turn in Repentance, and follow Thy Path; and preserve them from the Penalty of the Blazing Fire! فرشتگانی که عرش را حمل می‌کنند و آنان که پیرامون آن هستند، همراه سپاس و ستایش، پروردگارشان را تسبیح می‌گویند و به او ایمان دارند و برای اهل ایمان آمرزش می‌طلبند، [و می‌گویند:] پروردگارا! از روی رحمت و دانش همه چیز را فرا گرفته‌ای، پس آنان را که توبه کرده‌اند و راه تو را پیروی نموده‌اند بیامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگه دار.///فرشتگانی که عرش را حمل می‌کنند و آنان که پیرامون آن هستند، همراه سپاس و ستایش، پروردگارشان را تسبیح می‌گویند و به او ایمان دارند و برای اهل ایمان آمرزش می‌طلبند، [و می‌گویند:] پروردگارا! از روی رحمت و دانش همه چیز را فرا گرفته‌ای، پس آنان را که توبه کرده‌اند و راه تو را پیروی نموده‌اند بیامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگه دار.///آنان که عرش را حمل مى‌کنند و آنان که بر گرد آن هستند به ستایش پروردگارشان تسبیح مى‌گویند و به او ایمان دارند و از او براى مؤمنان آمرزش مى‌خواهند: اى پروردگار ما، رحمت و علم تو همه چیز را فراگرفته است. پس آنان را که توبه کرده‌اند و به راه تو آمده‌اند بیامرز و از عذاب جهنم نگه دار.///فرشتگانى که حاملان عرشند و آنها که پیرامون آنند، به ستایش پروردگارشان تسبیح مى‌گویند و به او ایمان دارند و براى مؤمنان آمرزش مى‌خواهند [و مى‌گویند:] پروردگارا! رحمت و دانش تو شامل همه چیز شده است، پس کسانى را که توبه کرده و راه تو را دنبال نموده‌اند ب///کسانى که عرش [خدا] را حمل مى‌کنند، و آنها که پیرامون آنند، به سپاس پروردگارشان تسبیح مى‌گویند و به او ایمان دارند و براى کسانى که گرویده‌اند طلب آمرزش مى‌کنند: «پروردگارا، رحمت و دانش [تو بر] هر چیز احاطه دارد؛ کسانى را که توبه کرده و راه تو را دنبال کرده‌اند ببخش و آنها را از عذاب آتش نگاه دار.»///فرشتگانى که عرش [خدا] را حمل مى‌کنند و آنان که اطراف آن هستند، پروردگارشان را با سپاس و ستایش، تسبیح مى‌کنند و به او ایمان دارند. و براى مؤمنان، آمرزش مى‌خواهند [و مى‌گویند:] «پروردگارا! رحمت و علم تو همه چیز را فراگرفته است، پس کسانى را که توبه کردند و راه تو را پیروى نمودند بیامرز و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار!///فرشتگانی که عرش (با عظمت الهی) را بر دوش گرفته و آنان که پیرامون عرشند به تسبیح و ستایش حق مشغولند، هم خود به خدا ایمان دارند و هم برای اهل ایمان از خدا آمرزش و مغفرت می‌طلبند که‌ای پروردگاری که علم و رحمت بی‌منتهایت همه اهل عالم را فرا گرفته است، گناه آنان که توبه کردند و راه (رضای) تو را پیمودند ببخش و آنان را از عذاب دوزخ محفوظ دار.///کسانی که عرش [الهی‌] را حمل می‌کنند، و اطرافیان آن سپاسگزارانه پروردگارشان را تسبیح می‌گویند و به او ایمان دارند و برای مؤمنان آمرزش می‌خواهند [و می‌گویند] پروردگارا رحمت و علم تو همه چیز را فراگرفته است، پس کسانی را که توبه کرده‌اند و راه تو را در پیش گرفته‌اند، بیامرز، و از عذاب دوزخ در امانشان بدار///فرشتگانی که حاملان عرشند و آنها که گرداگرد آن (طواف می‌کنند) تسبیح و حمد پروردگارشان را می‌گویند و به او ایمان دارند و برای مؤمنان استغفار می‌کنند (و می‌گویند:) پروردگارا! رحمت و علم تو همه چیز را فراگرفته است؛ پس کسانی را که توبه کرده و راه تو را پیروی می‌کنند بیامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار!///آنان که بردارند عرش را و آنان که گرد آنند تسبیح کنند به سپاس پروردگار خویش و ایمان آرند بدو و آمرزش خواهند برای آنان که ایمان آوردند پروردگارا فراگرفتی همه چیز را به رحمت و دانش پس بیامرز آنان را که توبه کردند و پیروی کردند راه تو را و بازدارشان از عذاب دوزخ‌///کسانی که عرش (آفریده‌ی ربانی) را حمل می‌کنند و نیز آنها را که پیرامون آنند (هر دو گروه) با سپاس پروردگارشان (او را) تسبیح می‌گویند و به او ایمان می‌آورند و برای کسانی که گرویده‌اند پوشش می‌خواهند که: «پروردگارمان! تو از جهت علم و رحمت (خود) بر هر چیز احاطه داری، پس برای کسانی که بازگشته و راه تو را دنبال کرده‌اند پوشش بنه و آنها را از عذاب آتش شعله‌ور نگهدار.» quran_en_fa "And grant, our Lord! that they enter the Gardens of Eternity, which Thou hast promised to them, and to the righteous among their fathers, their wives, and their posterity! For Thou art (He), the Exalted in Might, Full of Wisdom. پروردگارا! و آنان را در بهشت‌های جاودانی که به آنان و به شایستگان از پدران و همسران و فرزندانشان وعده داده‌ای در آور؛ یقینا تو توانای شکست ناپذیر و حکیمی؛///پروردگارا! و آنان را در بهشت‌های جاودانی که به آنان و به شایستگان از پدران و همسران و فرزندانشان وعده داده‌ای در آور؛ یقینا تو توانای شکست ناپذیر و حکیمی؛///و اى پروردگار ما، آنان را و هر که صالح باشد از پدران و همسران و فرزندانشان به بهشتهاى جاویدانى که به آنها وعده داده‌اى داخل کن، که تو پیروزمند و حکیمى.///پروردگارا! و آنان و هر که از پدران و همسران و فرزندانشان را که به صلاح آمده‌اند، به بهشت‌هاى جاودانى که وعده‌شان داده‌اى داخل کن، همانا تو خود شکست‌ناپذیر و حکیمى/// «پروردگارا، آنان را در باغهاى جاوید که وعده‌شان داده‌اى، با هر که از پدران و همسران و فرزندانشان که به صلاح آمده‌اند، داخل کن، زیرا تو خود ارجمند و حکیمى.///پروردگارا! آنان و شایستگان از پدران و همسران و فرزندانشان را در آن باغ‌هاى جاودانى که به ایشان وعده داده‌اى، وارد کن! بى‌گمان تو همان خداى عزیز و حکیمى!///پروردگارا، تو آنها را به بهشت عدنی که وعده‌شان فرمودی با پدران (و مادران) صالح و هم جفت و فرزندانشان و اصل گردان، که همانا تویی خدای با حکمت و اقتدار.///پروردگارا و ایشان را به بهشتهای عدن وارد کن، که آن را به آنان و هر کس از پدرانشان و همسرانشان و زاد و رودشان که شایسته باشد، وعده داده‌ای، که تو پیروزمند فرزانه‌ای‌///پروردگارا! آنها را در باغهای جاویدان بهشت که به آنها وعده فرموده‌ای وارد کن، همچنین از پدران و همسران و فرزندانشان هر کدام که صالح بودند، که تو توانا و حکیمی!///پروردگارا و درآور ایشان را بهشتهای جاودانی که نوید دادی بدیشان و آنان که شایسته شدند از پدران ایشان و همسران ایشان و فرزندان ایشان که توئی همانا عزتمند حکیم‌///«پروردگارمان! و آنان را در باغ‌هایی (با درختان) سر درهم جاوید که وعده‌شان داده‌ای، با هر که از پدران و همسران و فرزندان و پیروانشان که شایسته‌اند، داخل کن، زیرا تو خود عزیز حکیمی.» quran_en_fa "And preserve them from (all) ills; and any whom Thou dost preserve from ills that Day,- on them wilt Thou have bestowed Mercy indeed: and that will be truly (for them) the highest Achievement". و آنان را از عقوبت‌ها نگه دار، و هر که را در آن روز از عقوبت‌ها نگه داری بی تردید او را مورد رحمت قرار داده‌ای؛ و این همان کامیابی بزرگ است.///و آنان را از عقوبت‌ها نگه دار، و هر که را در آن روز از عقوبت‌ها نگه داری بی تردید او را مورد رحمت قرار داده‌ای؛ و این همان کامیابی بزرگ است.///آنان را از عقوبات حفظ کن، که هر که را در آن روز از عقوبات حفظ کنى بر او رحمت آورده‌اى و آن کامیابى بزرگى است.///و آنها را از عقوبت‌ها نگاه دار، و هر که را در آن روز از عقوبات حفظ کنى به راستى بر او رحمت آورده‌اى، و این همان کامیابى بزرگ است///و آنان را از بدیها نگاه دار، و هر که را در آن روز از بدیها حفظ کنى، البته رحمتش کرده‌اى؛ و این همان کامیابى بزرگ است.»///و آنان را از بدى‌ها نگاه دار! و هر کس را در آن روز از بدى‌ها حفظ کنى، پس مشمول رحمتت ساخته‌اى. و این همان رستگارى بزرگ است.»///و هم آن مؤمنان را از ارتکاب اعمال زشت نگاه دار، که هر که را تو از زشتکاری امروز محفوظ داری در حق او رحمت و عنایت بسیار فرموده‌ای و آن به حقیقت رستگاری بزرگ (از بلایا و فیروزی عظیم در آخرت) خواهد بود.///و ایشان را از عقوبتها [ی اخروی‌] در امان بدار و هر کس را که در چنین روزی از عقوبتها در امان بداری، به راستی که بر او رحمت آورده‌ای، و این همان رستگاری بزرگ است‌///و آنان را از بدیها نگاه دار، و هر کس را که در آن روز از بدیها نگاه داری، مشمول رحمتت ساخته‌ای؛ و این است همان رستگاری عظیم!///و دورسازشان از بدیها و آن را که از بدیها دور ساختی آن روز همانا رحمتش آوردی و این است آن رستگاری بزرگ‌///«و آنان را از بدی‌ها نگه‌دار، و هر که را در آن روز از بدی‌ها نگه‌داری، همانا رحمتش کرده‌ای، و آن همان کامیابی بزرگ است.» quran_en_fa The Unbelievers will be addressed: "Greater was the aversion of Allah to you than (is) your aversion to yourselves, seeing that ye were called to the Faith and ye used to refuse." کافران را [پس از ورود به دوزخ] ندا می‌دهند: مسلما دشمنی و خشم خدا نسبت به شما از دشمنی و خشم خودتان درباره خودتان بیشتر است؛ زیرا دعوت به ایمان می‌شدید پس کفر می‌ورزیدید.///کافران را [پس از ورود به دوزخ] ندا می‌دهند: مسلما دشمنی و خشم خدا نسبت به شما از دشمنی و خشم خودتان درباره خودتان بیشتر است؛ زیرا دعوت به ایمان می‌شدید پس کفر می‌ورزیدید.///کافران را ندا مى‌دهند که دشمنى خدا با شما از دشمنى شما با خودتان، آنگاه که به ایمانتان فرا مى‌خواندند و راه کفر پیش مى‌گرفتید، بزرگ‌تر است.///کافران ندا داده شوند که نفرت و خشم خدا نسبت به شما از نفرت و خشم شما با یکدیگر قطعا بزرگ‌تر است، آن‌گاه که شما به ایمان دعوت مى‌شدید و انکار مى‌کردید///کسانى که کافر بوده‌اند مورد ندا قرار مى‌گیرند که: «قطعا دشمنى خدا از دشمنى شما نسبت به همدیگر سخت‌تر است، آنگاه که به سوى ایمان فرا خوانده مى‌شدید و انکار مى‌ورزیدید.»///[فرشتگان] به کافران مى‌گویند: «قطعا دشمنى و خشم خداوند بزرگ‌تر است از دشمنى شما با خودتان، آن‌گاه که [در دنیا] به ایمان دعوت مى‌شدید، ولى کفر مى‌ورزیدید.»///آنان که کافر شدند (چون به دوزخ در افتند و از فرط خشم دشمن جان خود شوند) به آنها خطاب شود که خشم و قهر خدا بسیار از خشم شما بر خود سخت‌تر است چرا که شما را به ایمان دعوت می‌کردند و شما کافر می‌شدید.///به کافران ندا در دهند که نفرت خداوند از شما، بزرگتر از نفرت شما از خویشتن است، بدانگاه که به سوی ایمان دعوت می‌شدید و انکار و کفر می‌ورزیدید///کسانی را که کافر شدند روز قیامت صدا می‌زنند که عداوت و خشم خداوند نسبت به شما از عداوت و خشم خودتان نسبت به خودتان بیشتر است، چرا که بسوی ایمان دعوت می‌شدید، ولی انکار می‌کردید!///همانا آنان که کفر ورزیدند بانگ داده شوند که همانا خشم خدا بزرگتر است از خشم شما خویشتن را گاهی که خوانده می‌شدید بسوی ایمان پس کفر ورزیدید///همانا کسانی که کافر شدند صدا زده می‌شوند که: «به‌راستی غضب شدید خدا از غضب شدید شما نسبت به خودتان سخت‌تر است، چون سوی ایمان فرا خوانده می‌شوید، پس کفر می‌ورزید.» quran_en_fa They will say: "Our Lord! twice hast Thou made us without life, and twice hast Thou given us Life! Now have we recognised our sins: Is there any way out (of this)?" می‌گویند: پروردگارا! دوبار ما را میراندی و دوبار زنده کردی، اکنون به گناهانمان معترفیم، پس آیا راهی برای بیرون آمدن [از دوزخ] هست؟///می‌گویند: پروردگارا! دوبار ما را میراندی و دوبار زنده کردی، اکنون به گناهانمان معترفیم، پس آیا راهی برای بیرون آمدن [از دوزخ] هست؟///مى‌گویند: اى پروردگار ما، ما را دوبار میرانیدى و دوبار زنده ساختى و ما به گناهانمان اعتراف کرده‌ایم. آیا بیرون‌شدن را راهى هست؟///مى‌گویند: پروردگارا! ما را دوبار میراندى و دوبار زنده کردى. حالا به گناهانمان اعتراف کردیم، پس آیا راهى به سوى خروج [از آتش‌] هست///مى‌گویند: «پروردگارا، دو بار ما را به مرگ رسانیدى و دو بار ما را زنده گردانیدى. به گناهانمان اعتراف کردیم؛ پس آیا راه بیرون‌شدنى [از آتش‌] هست؟»///[کافران] می‌گویند: «پروردگارا! ما را دو بار میراندى و دو بار زنده کردى. اینک به گناهان خود اعتراف کردیم؛ پس آیا براى بیرون رفتن [از دوزخ] راهى هست؟»///در آن حال کافران گویند: پروردگارا، تو ما را دو بار بمیراندی و باز زنده کردی (یک بار در دنیا میراندی و در قبور و عالم برزخ زنده کردی، دوم بار در قبور میراندی و به قیامت زنده کردی) تا ما به گناهان خود اعتراف کردیم، آیا اینک ما را راهی هست که از این عذاب دوزخ بیرون آییم؟///گویند پروردگارا ما را دوبار میراندی و دوبار زنده کردی، ما به گناهانمان اعتراف کرده‌ایم، پس آیا برای بیرون رفتن [از اینجا] راهی هست؟///آنها می‌گویند: «پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده کردی؛ اکنون به گناهان خود معترفیم؛ آیا راهی برای خارج شدن (از دوزخ) وجود دارد؟»///گفتند پروردگارا می‌راندی ما را دوبار و زنده ساختی ما را دوبار پس اعتراف کردیم به گناهان خویش آیا هست بسوی بازگشت راهی‌///گفتند: «پروردگارمان! دوبار ما را میراندی و دوبار ما را زنده کردی، پس به گناهانمان اعتراف کردیم. پس آیا راه بیرون شدنی (از آتش) هست‌؟» quran_en_fa (The answer will be:) "This is because, when Allah was invoked as the Only (object of worship), ye did reject Faith, but when partners were joined to Him, ye believed! the Command is with Allah, Most High, Most Great!" این [سختی عذاب] به سبب این است که چون خدا به یگانگی [و بدون معبودانتان] خوانده می‌شد [یگانگی اش] را انکار می‌کردید، و اگر برای او شریک و همتایی قرار داده می‌شد، باور می‌کردید؛ پس [اکنون] داوری، ویژه خدای والامرتبه و بزرگ است.///این [سختی عذاب] به سبب این است که چون خدا به یگانگی [و بدون معبودانتان] خوانده می‌شد [یگانگی اش] را انکار می‌کردید، و اگر برای او شریک و همتایی قرار داده می‌شد، باور می‌کردید؛ پس [اکنون] داوری، ویژه خدای والامرتبه و بزرگ است.///این عذاب بدان سبب است که چون خدا را به یکتایى مى‌خواندند شما انکار مى‌کردید، و اگر براى او شریکى قرار مى‌دادند شما به آن شریک ایمان مى‌آوردید. پس، فرمان، فرمان خداى بلندمرتبه بزرگ است.///این [کیفر] براى آن است که چون خدا به تنهایى خوانده مى‌شد، انکار مى‌کردید، و چون به او شرک آورده مى‌شد [به آن‌] ایمان مى‌آوردید. پس [امروز] حکم [در باره‌ى شما] از آن خداى والاى بزرگ است///این [کیفر] از آن روى براى شماست که چون خدا به تنهایى خوانده مى‌شد، کفر مى‌ورزیدید؛ و چون به او شرک آورده مى‌شد، آن را باور مى‌کردید. پس [امروز] فرمان از آن خداى والاى بزرگ است.///[به کافران گفته مى‌شود:] این [عذاب] براى آن است که هرگاه خداوند به یگانگى خوانده مى‌شد، کفر مى‌ورزیدید، ولى هرگاه براى او شریکى آورده مى‌شد، باور مى‌کردید. پس [امروز] حکم براى خداوند بلندمرتبه‌ی بزرگ است.»///(به آنها گویند) این عذاب برای آن است که شما چون خدا به یکتایی یاد می‌شد به او کافر می‌شدید و اگر بر او شریک می‌گرفتند ایمان می‌آوردید، پس اینک حکم (عفو و عقوبت شما) با خدای متعال بزرگوار است.///این از آن است که چون خداوند به تنهایی خوانده می‌شد، کفر می‌ورزیدید و چون به او شرک‌ورزیده می‌شد، ایمان می‌آوردید، حال داوری با خداوند بلندمرتبه بزرگ است‌///این بخاطر آن است که وقتی خداوند به یگانگی خوانده می‌شد انکار می‌کردید، و اگر برای او همتایی می‌پنداشتند ایمان می‌آوردید؛ اکنون داوری مخصوص خداوند بلندمرتبه و بزرگ است (و شما را مطابق عدل خود کیفر می‌دهد).///این بدان است که هر گاه خوانده می‌شد خدا به تنهائی کفر می‌ورزیدید و اگر شرک‌ورزیده می‌شد بدو می‌گرویدید پس حکومت از آن خدای برتر بزرگ است‌///این (کیفر از آن جهت است) که چون خدا به راستی به تنهایی‌اش خوانده شود، کفر می‌ورزید؛ و چون به او شرک آورده شود، ایمان می‌آورید. پس (امروز) فرمان از آن خدای بسی والای بزرگ است. quran_en_fa He it is Who showeth you his Signs, and sendeth down sustenance for you from the sky: but only those receive admonition who turn (to Allah). اوست که نشانه‌های خود را به شما نشان می‌دهد، و از آسمان برای شما روزی نازل می‌کند؛ و فقط کسانی متذکر می‌شوند که به سوی خدا باز می‌گردند.///اوست که نشانه‌های خود را به شما نشان می‌دهد، و از آسمان برای شما روزی نازل می‌کند؛ و فقط کسانی متذکر می‌شوند که به سوی خدا باز می‌گردند.///اوست آن که آیات خویش را به شما نشان داد و برایتان از آسمان روزى فرستاد. تنها کسى پند مى‌گیرد که روى به خدا آورد.///اوست آن کس که آیات خود را به شما نشان مى‌دهد و برایتان از آسمان روزى مى‌فرستد، و تنها کسى [از این امور] پند مى‌گیرد که روى به خدا آورد///اوست آن کس که نشانه‌هاى خود را به شما مى‌نمایاند و براى شما از آسمان روزى مى‌فرستد، و جز آن کس که توبه‌کار است [کسى‌] پند نمى‌گیرد.///اوست که آیات خود را به شما نشان مى‌دهد و از آسمان براى شما روزى فرومى‌فرستد، و فقط کسانى پند مى‌گیرند که [به سوى خدا] بازمى‌گردند.///اوست خدایی که به شما آیات (قدرت) خود را (در عالم آفاق و انفس) پدیدار می‌سازد و از آسمان (به وسیله برف و باران) بر شما روزی می‌فرستد، و متذکر این معنی نشوند مگر کسانی که دایم رو به درگاه خدا آرند.///اوست که آیاتش را به شما می‌نمایاند و برای شما از آسمان روزی‌ای فرو می‌فرستد، و جز کسانی که رو به توبه آورده باشند، کسی پند نمی‌گیرد///او کسی است که آیات خود را به شما نشان می‌دهد و از آسمان برای شما روزی (با ارزشی) می‌فرستد؛ تنها کسانی متذکر این حقایق می‌شوند که بسوی خدا باز می‌گردند.///او است آنکه بنماید به شما آیتهای خویش را و فرستد برای شما از آسمان روزیی و یادآور نشود مگر آنکه بازگشت کند///او کسی است که نشانه‌های خود را به شما می‌نمایاند و برای شما از آسمان روزی‌ای می‌فرستد و جز آن کس که همواره سوی خدا رهسپار است (کسی) پند نمی‌گیرد. quran_en_fa Call ye, then, upon Allah with sincere devotion to Him, even though the Unbelievers may detest it. پس خدا را در حالی که ایمان و عبادت را [از هر گونه شرکی] برای او خالص می‌کنید، بپرستید گرچه کافران [از روش شما] ناخشنود باشند.///پس خدا را در حالی که ایمان و عبادت را [از هر گونه شرکی] برای او خالص می‌کنید، بپرستید گرچه کافران [از روش شما] ناخشنود باشند.///پس خدا را بخوانید، در حالى که تنها براى او در دین اخلاص مى‌ورزید، اگر چه کافران را ناخوش آید.///پس خدا را در حالى که عبادت را براى او خالص کرده‌اید بخوانید، هر چند کافران را خوش نیاید///پس خدا را پاکدلانه فرا خوانید، هر چند ناباوران را ناخوش افتد!///پس خدا را بخوانید در حالى که دین خود را براى او خالص و پیراسته کرده‌اید، هر چند کافران نپسندند.///پس خدا را بخوانید در حالی که دین را برای او خالص کرده باشید هر چند کافران نخواهند.///پس خداوند را -در حالی که دین خود را برای او پاک و پیراسته می‌داریدبخوانید هر چند که کافران ناخوش داشته باشند///(تنها) خدا را بخوانید و دین خود را برای او خالص کنید، هرچند کافران ناخشنود باشند!///پس بخوانید خدا را پاک‌دارنده برایش دین را و اگر چه ناخوش دارند کافران‌///پس خدا را برای طاعتش پاکدلانه فراخوانید، هر چند کافران را بس ناخوش افتد! quran_en_fa Raised high above ranks (or degrees), (He is) the Lord of the Throne (of Authority): by His Command doth He send the Spirit (of inspiration) to any of His servants he pleases, that it may warn (men) of the Day of Mutual Meeting,- بالا برنده درجات و صاحب عرش است، روح را [که فرشته وحی است] به فرمانش به هر کس از بندگانش که بخواهد القا می‌کند تا مردم را از روز ملاقات [که روز رستاخیز است] بیم دهد.///بالا برنده درجات و صاحب عرش است، روح را [که فرشته وحی است] به فرمانش به هر کس از بندگانش که بخواهد القا می‌کند تا مردم را از روز ملاقات [که روز رستاخیز است] بیم دهد.///فرابرنده درجات، صاحب عرش که بر هر یک از بندگانش که بخواهد به فرمان خود وحى مى‌فرستد تا مردم را از روز قیامت بترساند.///[خدایى که‌] داراى منزلت‌هاى رفیع و صاحب عرش است. به هر کس از بندگانش که خواهد، آن روح (فرشته) را به فرمان خویش مى‌فرستد، تا [مردم را] از روز ملاقات [با خدا] بترساند///بالابرنده درجات، خداوند عرش، به هر کس از بندگانش که خواهد آن روح [=فرشته‌] را، به فرمان خویش مى‌فرستد، تا [مردم را] از روز ملاقات [با خدا] بترساند.///[خداوند] درجات [بندگان شایسته] را بالا مى‌برد. صاحب عرش است. روح را [که فرشته‌ی وحى است،] به فرمانش بر هر کس از بندگانش که بخواهد، مى‌فرستد تا [مردم را] از روز [رستاخیز و] ملاقات بیم دهد.///که او دارای شئون و مراتب رفیع و صاحب عرش (عظیم) است، روح (همان فرشته جان بخش) را از امر خود بر هر که از بندگانش بخواهد می‌فرستد تا خلق را از روز ملاقات (ثواب و عقاب) بترساند.///او برافرازنده درجات [و] صاحب عرش است، و وحی را به فرمان خویش بر هر کس از بندگانش که بخواهد فرو می‌فرستد، تا از روز همدیداری هشدار دهد///او درجات (بندگان صالح) را بالا می‌برد، او صاحب عرش است، روح (مقدس) را به فرمانش بر هر کس از بندگانش که بخواهد القاء می‌کند تا (مردم را) از روز ملاقات [= روز رستاخیز] بیم دهد!///بلند پایگاه‌ها دارنده عرش فرستد روح را از امر خویش بر هر که خواهد از بندگان خویش تا بترساند از روز ملاقات‌///(خدا) بالا برنده‌ی درجات، خدای عرش (فرماندهی)، به هر کس از بندگانش که خواهد روح (وحی) را، به فرمان خویش می‌فرستد، تا (مردم را) از روز ملاقات (با خدا) هشدار دهد. quran_en_fa The Day whereon they will (all) come forth: not a single thing concerning them is hidden from Allah. Whose will be the dominion that Day?" That of Allah, the One the Irresistible! روزی که همه آنان آشکار می‌شوند، [و] چیزی از آنان بر خدا پوشیده نمی‌ماند. [و ندا آید:] امروز فرمانروایی ویژه کیست؟ ویژه خدای یکتای قهار است.///روزی که همه آنان آشکار می‌شوند، [و] چیزی از آنان بر خدا پوشیده نمی‌ماند. [و ندا آید:] امروز فرمانروایی ویژه کیست؟ ویژه خدای یکتای قهار است.///آن روز که همگان آشکار شوند. هیچ چیز از آنها بر خدا پوشیده نماند. در آن روز فرمانروایى از آن کیست؟ از آن خداى یکتاى قهار.///آن روز که مردم حاضر و نمایان شوند، چیزى از آنها بر خدا پوشیده نماند. امروز فرمانروایى از آن کیست؟ از آن خداوند یکتاى قهار است///آن روز که آنان ظاهر گردند، چیزى از آنها بر خدا پوشیده نمى‌ماند. امروز فرمانروایى از آن کیست؟ از آن خداوند یکتاى قهار است.///روزى که مردم ظاهر و آشکارند. و هیچ چیز از آنان بر خداوند پنهان نیست. «امروز فرمانروایی از آن کیست؟» از آن خداوند یکتاى قهار.»///آن روزی که همه خلق پدیدار شوند (و نیک و بدشان آشکار گردد) که هیچ کرده آنها بر خدا پنهان نباشد. در آن روز سلطنت عالم با کیست؟ با خدای یکتای بس قاهر منتقم است.///روزی که ایشان [سراپا] آشکار باشند و از آنان چیزی بر خداوند پوشیده نباشد [ندا آید] امروز فرمانروایی از آن کیست؟ [پاسخ آید] از آن خداوند یگانه قهار است‌///روزی که همه آنان آشکار می‌شوند و چیزی از آنها بر خدا پنهان نخواهد ماند؛ (و گفته می‌شود:) حکومت امروز برای کیست؟ برای خداوند یکتای قهار است!///روزی که ایشان نمودارند نهان نماند بر خدا از ایشان چیزی از آن کیست پادشاهی در آن روز از آن خدا است یکتای چیره‌جوی‌///آن روز که آنان آشکارند (و) چیزی از آنها بر خدا پوشیده نیست. امروز فرمانروایی از آن کیست‌؟ از خدای یکتای قهار. quran_en_fa That Day will every soul be requited for what it earned; no injustice will there be that Day, for Allah is Swift in taking account. امروز هر کس را در برابر آنچه انجام داده است، پاداش می‌دهند. امروز هیچ ستمی وجود ندارد؛ یقینا خدا در حسابرسی سریع است.///امروز هر کس را در برابر آنچه انجام داده است، پاداش می‌دهند. امروز هیچ ستمی وجود ندارد؛ یقینا خدا در حسابرسی سریع است.///آن روز هر کس را همانند عملش جزا مى‌دهند و به کس ستمى نمى‌رود. و خدا زود به حسابها مى‌رسد.///امروز هر کسى به [موجب‌] آنچه انجام داده است جزا داده مى‌شود. امروز هیچ ستمى نیست و خدا زود به حساب‌ها مى‌رسد///امروز هر کسى به [موجب‌] آنچه انجام داده است کیفر مى‌یابد. امروز ستمى نیست؛ آرى، خدا زودشمار است.///امروز، هر کس برابر آنچه به دست آورده است، پاداش داده مى‌شود. امروز هیچ ظلمى نیست. خداوند به حساب [بندگانش] زود مى‌رسد.///آن روز هر نفسی به آنچه کرده جزا خواهد یافت، آن روز بر هیچ کس ستم نخواهد شد که خدا (ی عادل) حساب خلق به یک لحظه می‌کند.///امروز هر کسی بر وفق کار و کردارش جزا یابد، امروز ستمی [بر کسی‌] نرود، بی‌گمان خداوند زود شمار است‌///امروز هر کس در برابر کاری که انجام داده است پاداش داده می‌شود؛ امروز هیچ ظلمی نیست؛ خداوند سریع الحساب است!///امروز پاداش داده شود هر کس بدانچه فراهم کرده است نیست ستمی امروز همانا خدا است شتابنده در شمار///امروز هر کسی به (موجب) آنچه به دست آورده است کیفر می‌یابد. امروز هرگز ستمی نیست. همانا خدا زودشمار است. quran_en_fa Warn them of the Day that is (ever) drawing near, when the hearts will (come) right up to the throats to choke (them); No intimate friend nor intercessor will the wrong-doers have, who could be listened to. و آنان را از روز نزدیک بیم ده، آن گاه که [از شدت ترس] جان‌ها به گلوگاه رسد، در حالی که همه وجودشان پر از غم و اندوه است. برای ستمکاران هیچ دوست مهربانی و شفیعی که شفاعتش پذیرفته شود، وجود ندارد!///و آنان را از روز نزدیک بیم ده، آن گاه که [از شدت ترس] جان‌ها به گلوگاه رسد، در حالی که همه وجودشان پر از غم و اندوه است. برای ستمکاران هیچ دوست مهربانی و شفیعی که شفاعتش پذیرفته شود، وجود ندارد!///از روز قیامت بترسانشان. آنگاه که دلها لبریز از اندوه، نزدیک حنجره‌ها رسد. ستمکاران را در آن روز نه خویشاوندى باشد و نه شفیعى که سخنش را بشنوند.///و آنها را از آن روز قریب الوقوع بترسان، آن‌گاه که جان‌ها به گلوگاه مى‌رسد در حالى که اندوه خود را فرو مى‌خورند. براى ستمگران نه یاورى هست و نه شفاعتگرى که مورد اطاعت باشد///و آنها را از آن روز قریب‌ [الوقوع‌] بترسان، آنگاه که جانها به گلوگاه مى‌رسد در حالى که اندوه خود را فرو مى‌خورند. براى ستمگران نه یارى است و نه شفاعتگرى که مورد اطاعت باشد.///[اى پیامبر!] مردم را از روز نزدیک بترسان! آن‌گاه که [از شدت وحشت] جان‌ها به گلوگاه می‌رسد، در حالى که اندوه خویش را فرومى‌برند. [آن روز] ستمکاران هیچ دوست دلسوز و هیچ شفاعت‌گرى که سخنش پذیرفته باشد، ندارند.///و (ای رسول) امت را از روز نزدیک (قیامت) بترسان که (از هول و ترس) آن روز جانها به گلو می‌رسد و از بیم آن حزن و خشم خود فرو می‌برند و ستمکاران را هیچ یار گرم و دلسوز و یاوری که شفاعتش پذیرفته شود نخواهد بود.///و ایشان را از روز قیامت [/بس نزدیک‌] بیم ده، آنگاه که جانها به گلوگاهها رسد، و غصه خویش فرو برند، برای ستمکاران [مشرک‌] دوستی و شفیعی که اجازه و اجابت یابد، نیست‌///و آنها را از روز نزدیک بترسان، هنگامی که از شدت وحشت دلها به گلوگاه می‌رسد و تمامی وجود آنها مملو از اندوه می‌گردد؛ برای ستمکاران دوستی وجود ندارد، و نه شفاعت کننده‌ای که شفاعتش پذیرفته شود.///و بترسانشان از روز نزدیک گاهی که دلها نزد گلوگاه‌ها است خشم فروخورندگان نیست ستمگران را دوست و نه شفاعتگری که فرمانبرداری شود///و آنان را از (آن) روز (رستاخیز) بس نزدیک بترسان. چون (که) جان‌ها (شان) نزدیک گلوگاه‌ها (شان) است، در حالی که اندوه خود را فرو می‌خورند، برای ستمگران نه هیچ یاری است و نه (هیچ) شفاعتگری که شفاعتش پذیرفته شود. quran_en_fa (Allah) knows of (the tricks) that deceive with the eyes, and all that the hearts (of men) conceal. [او] چشم هایی را که به خیانت [به نامحرمان] می‌نگرد و آنچه را سینه‌ها پنهان می‌دارند، می‌داند.///[او] چشم هایی را که به خیانت [به نامحرمان] می‌نگرد و آنچه را سینه‌ها پنهان می‌دارند، می‌داند.///نظرهاى دزدیده را و هر چه دلها نهان داشته‌اند، مى‌داند.///[خدا] نگاه‌هاى خیانت بار و آنچه را که سینه‌ها پنهان مى‌دارند، مى‌داند/// [خدا] نگاههاى دزدانه و آنچه را که دلها نهان مى‌دارند، مى‌داند.///خداوند از خیانت چشم‌ها، و آنچه سینه‌‌ها پنهان مى‌کنند، آگاه است.///و خدا بر نگاه خیانت چشم خلق و اندیشه‌های نهانی دلها (ی مردم) آگاه است.///[خداوند] خیانت چشمها و آنچه دلها پنهان می‌دارد، می‌داند///او چشمهایی را که به خیانت می‌گردد و آنچه را سینه‌ها پنهان می‌دارند، می‌داند.///می‌داند چشمک‌زدن دیدگان را و آنچه نهان دارند سینه‌ها///(خدا) نگاه‌های دزدانه و آنچه را که در سینه‌ها (شان) نهان می‌دارند، می‌داند. quran_en_fa And Allah will judge with (justice and) Truth: but those whom (men) invoke besides Him, will not (be in a position) to judge at all. Verily it is Allah (alone) Who hears and sees (all things). و خدا به حق داوری می‌کند، و معبودانی را که [مشرکان] به جای او می‌پرستند [چون از هر جهت ناتوانند] هیچ گونه داوری نمی‌کنند؛ یقینا خدا شنوا و بیناست.///و خدا به حق داوری می‌کند، و معبودانی را که [مشرکان] به جای او می‌پرستند [چون از هر جهت ناتوانند] هیچ گونه داوری نمی‌کنند؛ یقینا خدا شنوا و بیناست.///خدا به حق داورى مى‌کند. ولى کسانى که سواى او به خدایى مى‌خوانند هیچ داورى نتوانند، زیرا خدا مى‌شنود و مى‌بیند.///و خدا به حق حکم مى‌کند، و معبودهایى را که در برابر او مى‌خوانند هیچ گونه داورى ندارند همانا خداست که شنواى بیناست///و خداست که به حق داورى مى‌کند، و کسانى را که در برابر او مى‌خوانند [عاجزند و] به چیزى داورى نمى‌کنند؛ در حقیقت، خداست که خود شنواى بیناست.///و خداوند به حق داورى مى‌کند. و معبودهایى که [مشرکان] به جای او مى‌خوانند، [ناتوانند و] هیچ حکمى نمى‌کنند. خداوند است که شنواى بیناست.///و خدا به حق حکم می‌کند و غیر او آنچه را به خدایی می‌خوانند هیچ حکم (و اثری) در جهان نتوانند داشت، خداست که (دعای خلق را) شنوا و (به احوال بندگان) بیناست.///و خداوند به حق حکم می‌راند و معبودانی که به جای او به پرستش گرفته می‌شوند، حکمی نمی‌رانند، بی‌گمان خداوند شنوای بیناست‌///خداوند بحق داوری می‌کند، و معبودهایی را که غیر از او می‌خوانند هیچ گونه داوری ندارند؛ خداوند شنوا و بیناست!///و خدا داوری کند به حق و آنان را که خوانند جز وی داوری نکنند به چیزی همانا خدا است شنوای بینا///و خدا به حق داوری می‌کند. و کسانی که فروتر از او را می‌خوانند (عاجزند و) به چیزی (درست) داوری نمی‌کنند. همانا خدا، (هم) او بسیار شنوای بس بیناست. quran_en_fa Do they not travel through the earth and see what was the End of those before them? They were even superior to them in strength, and in the traces (they have left) in the land: but Allah did call them to account for their sins, and none had they to defend them against Allah. آیا در زمین گردش نکردند تا با تأمل بنگرند که سرانجام کسانی که پیش از آنان بودند، چگونه بود؟ آنان از ایشان نیرومندتر بودند، و در زمین آثاری پایدارتر [چون قلعه‌ها، خانه‌های استوار و کاخ‌های بسیار محکم] داشتند، پس خدا آنان را به کیفر گناهانشان [به عذاب] گرفت، و در برابر خدا مدافع و حمایت‌گری نداشتند.///آیا در زمین گردش نکردند تا با تأمل بنگرند که سرانجام کسانی که پیش از آنان بودند، چگونه بود؟ آنان از ایشان نیرومندتر بودند، و در زمین آثاری پایدارتر [چون قلعه‌ها، خانه‌های استوار و کاخ‌های بسیار محکم] داشتند، پس خدا آنان را به کیفر گناهانشان [به عذاب] گرفت، و در برابر خدا مدافع و حمایت‌گری نداشتند.///آیا در زمین سیر نمى‌کنند تا بنگرند که عاقبت پیشینیانشان چگونه بوده است؟ توانایى آنها و آثارى که در روى زمین پدید آورده بودند از اینان بیش بود. و خدا آنها را به کیفر کفرشان فرو گرفت و از قهر خداوندشان نگهدارنده‌اى نبود.///آیا در زمین سیر نکردند تا ببینند عاقبت کسانى که پیش از آنها بودند چگونه شد؟ آنها از ایشان در قدرت و آثارى که در زمین داشتند نیرومندتر بودند، ولى خدا آنها را به کیفر گناهانشان گرفتار کرد، و در برابر خدا مدافعى نداشتند///آیا در زمین نگردیده‌اند تا ببینند فرجام کسانى که پیش از آنها [زیسته‌] اند چگونه بوده است؟ آنها از ایشان نیرومندتر [بوده‌] و آثار [پایدارترى‌] در روى زمین [از خود باقى گذاشتند]، با این همه، خدا آنان را به کیفر گناهانشان گرفتار کرد و در برابر خدا حمایتگرى نداشتند.///آیا در زمین نگشتند تا بنگرند سرانجام کسانى که پیش از آنان بودند، چگونه بوده است؟ آنان از اینها نیرومندتر بودند، و در زمین آثارى پایدارتر داشتند، پس خداوند آنان را به خاطر گناهانشان [به قهر خود] گرفت، و در برابر [قهر] خداوند هیچ مدافعى نداشتند.///آیا (مردم) در روی زمین سیر و سفر نکردند تا عاقبت کار پیشینیانشان را ببینند که آنها با آنکه بسیار از اینان قوی‌تر و آثار وجودیشان در روی زمین بیشتر بود سرانجام خدا به کیفر گناهانشان بگرفت (و همه را هلاک ساخت) و از (قهر و انتقام) خدا هیچ کس نگهدارشان نبود.///آیا در زمین سیر و سفر نکرده‌اند که بنگرند سرانجام کسانی که پیش از ایشان بودند چگونه بوده است آنان از ایشان در روی زمین پرتوان‌تر و پراثرتر بوده‌اند، که خداوند آنان را به گناهانشان فروگرفت، و در برابر خداوند نگهدارنده‌ای نداشتند///آیا آنها روی زمین سیر نکردند تا ببینند عاقبت کسانی که پیش از آنان بودند چگونه بود؟! آنها در قدرت و ایجاد آثار مهم در زمین از اینها برتر بودند؛ ولی خداوند ایشان را به گناهانشان گرفت، و در برابر عذاب او مدافعی نداشتند!///آیا نگشتند در زمین تا بنگرند چگونه بوده است فرجام آنان که بودند پیش از ایشان بودند سخت‌تر از ایشان در نیرو و نشانیهای بجای مانده در زمین پس بگرفتندشان خدا به گناهانشان و نبود ایشان را از خدا نگهبانی‌///آیا و در زمین سیر (تاریخی و جغرافیایی) نکردند تا ببینند فرجام کسانی که پیش از آنها بودند چگونه بوده است‌؟ آنان از ایشان نیرومندتر (بوده) و آثاری (پایدارتر) در روی زمین از خود باقی گذاشتند. با این همه، خدا آنان را به کیفر گناهانشان گرفتار کرد و در برابر خدا هیچ نگهبانی نداشتند. quran_en_fa That was because there came to them their messengers with Clear (Signs), but they rejected them: So Allah called them to account: for He is Full of Strength, Strict in Punishment. این [کیفر دردناک] برای این بود که پیامبرانشان همواره دلایل روشن برای آنان می‌آوردند و آنان [از روی تکبر و عناد] کفر می‌ورزیدند، پس خدا هم همه آنان را [به عذابی سخت] گرفت؛ زیرا او توانا و سخت کیفر است؛///این [کیفر دردناک] برای این بود که پیامبرانشان همواره دلایل روشن برای آنان می‌آوردند و آنان [از روی تکبر و عناد] کفر می‌ورزیدند، پس خدا هم همه آنان را [به عذابی سخت] گرفت؛ زیرا او توانا و سخت کیفر است؛///این بدان سبب بود که پیامبرانشان با دلایل روشن نزدشان آمدند، ولى انکار کردند، و خدا هم آنان را فرو گرفت. و خدا نیرومند است و به سختى عقوبت مى‌کند.///این [کیفر] از آن روى بود که پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان مى‌آوردند، ولى [آنها] انکار مى‌کردند. پس خدا [گریبان‌] آنها را گرفت همانا او نیرومند سخت کیفر است///این [کیفر] از آن روى بود که پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان مى‌آوردند ولى [آنها] انکار مى‌کردند. پس خدا [گریبان‌] آنها را گرفت، زیرا او نیرومند سخت‌کیفر است.///این [قهر الهى] به خاطر آن بود که پیامبرانشان همراه با دلایل روشن به سراغ آنان مى‌آمدند، ولى آنان کفر ورزیدند، پس خداوند آنان را [به قهر خود] گرفت. او نیرومند و سخت­کیفر است.///این هلاکت پیشینیان بدین سبب بود که پیمبرانشان با آیات و ادله روشن به سوی آنها می‌آمدند و آنان (از جهل و عناد) کافر شدند، خدا هم آنان را (به عقوبت) گرفت، که خدا بسیار مقتدر و سخت کیفر است.///این از آن بود که پیامبرانشان برای ایشان معجزات می‌آوردند، ولی ایشان انکار کردند، آنگاه خداوند فروگرفتشان که او توانای سخت کیفر است‌///این برای آن بود که پیامبرانشان پیوسته با دلایل روشن به سراغشان می‌آمدند، ولی آنها انکار می‌کردند؛ خداوند هم آنان را گرفت (و کیفر داد) که او قوی و مجازاتش شدید است!///این بدان است که ایشان بودند بیامدشان پیغمبرانشان به نشانیها پس کفر ورزیدند پس بگرفتشان خدا که او است نیرومند سخت‌شکنجه‌///این (کفر) از آن روی بود، که پیامبرانشان همواره دلایل آشکار برایشان می‌آورده‌اند ولی (آنها) انکار (و انگار) می‌کردند. پس خدا (گریبان) آنان را بر گرفت. همانا او نیرومند سخت‌پیگرد است. quran_en_fa Of old We sent Moses, with Our Signs and an authority manifest, و به راستی موسی را با معجزات خود و برهانی آشکار فرستادیم،///و به راستی موسی را با معجزات خود و برهانی آشکار فرستادیم،///ما موسى را با آیات خود و حجتى آشکار فرستادیم،///و به راستى موسى را با آیات خود و حجتى آشکار فرستادیم///و به یقین، موسى را با آیات خود و حجتى آشکار فرستادیم،///و به راستی ما موسى را همراه با معجزات و منطق روشن فرستادیم،///و همانا موسی را با آیات و معجزات و حجت آشکار فرستادیم.///و به راستی موسی را همراه با آیات خویش و حجتی آشکار فرستادیم‌///ما موسی را با آیات خود و دلیل روشن فرستادیم …///و همانا فرستادیم موسی را به آیتهای خویش و فرمانروائیی آشکار///و به‌راستی موسی را با آیات خود و سلطه‌ای آشکارگر فرستادیم، quran_en_fa To Pharaoh, Haman, and Qarun; but they called (him)" a sorcerer telling lies!"... به سوی فرعون و هامان و قارون، ولی [آنان] گفتند: جادوگری بسیار دروغگوست!///به سوی فرعون و هامان و قارون، ولی [آنان] گفتند: جادوگری بسیار دروغگوست!///به سوى فرعون و هامان و قارون. و گفتند که او جادوگرى دروغگوست.///به سوى فرعون و هامان و قارون، ولى آنها گفتند: او جادوگرى دروغزن است///به سوى فرعون و هامان و قارون، [اما آنان‌] گفتند: «افسونگرى شیاد است.»///به سوى فرعون و هامان و قارون. پس گفتند: «او جادوگرى بسیار دروغگوست!»///به سوی فرعون و هامان و قارون، آنها گفتند: او ساحر بسیار دروغگویی است.///به سوی فرعون و هامان و قارون، آنگاه گفتند او جادوگری دروغ‌زن است‌///بسوی فرعون و هامان و قارون؛ ولی آنها گفتند: «او ساحری بسیار دروغگو است!»///بسوی فرعون و هامان و قارون پس گفتند جادوگری است دروغگوی‌///سوی فرعون و هامان و قارون. پس گفتند: «افسونگری (شیاد و) بس دروغگوست.» quran_en_fa Now, when he came to them in Truth, from Us, they said, "Slay the sons of those who believe with him, and keep alive their females," but the plots of Unbelievers (end) in nothing but errors (and delusions)!... هنگامی که حق را از سوی ما برای آنان آورد، گفتند: پسران کسانی را که با موسی ایمان آورده‌اند، بکشید، و زنانشان را [برای بیگاری و خدمت] زنده بگذارید. ولی نیرنگ و نقشه کافران جز در بیراهه و گمراهی نیست.///هنگامی که حق را از سوی ما برای آنان آورد، گفتند: پسران کسانی را که با موسی ایمان آورده‌اند، بکشید، و زنانشان را [برای بیگاری و خدمت] زنده بگذارید. ولی نیرنگ و نقشه کافران جز در بیراهه و گمراهی نیست.///چون دین حق را از جانب ما بر آنها عرضه داشت، گفتند: پسران کسانى را که به او ایمان آورده‌اند بکشید و زنانشان را زنده بگذارید. و حیله‌سازى کافران جز در طریق تباهى نباشد.///پس وقتى حقیقت را از جانب ما براى آنان آورد، گفتند: پسران کسانى را که با او ایمان آورده‌اند بکشید و زنانشان را [براى بیگارى‌] زنده بگذارید. ولى نیرنگ کافران جز در تباهى نیست///پس وقتى حقیقت را از جانب ما براى آنان آورد، گفتند: «پسران کسانى را که با او ایمان آورده‌اند بکشید و زنانشان را زنده بگذارید.» و [لى‌] نیرنگ کافران جز در گمراهى نیست.///پس چون موسى از سوى ما حق را براى آنان آورد، گفتند: «کسانى که همراه با موسى ایمان آورده‌اند، پسرانشان را بکشید، و زنانشان را [براى خدمتکارى] زنده نگه‌دارید!» [غافل از آن که] نیرنگ کافران جز در گمراهى و تباهى نیست.///و آن گاه که او از جانب ما به صدق و حقیقت به سوی آنان آمد (فرعون و قومش به مردم) گفتند: بروید پسران آنان که به موسی ایمان آوردند بکشید و زنانشان را زنده گذارید (تا ضعیف و نابود شوند. و ما بالعکس آنها را قوی کردیم) آری مکر و تدبیر کافران جز در ضلالت (و خسرانشان) به کار نیاید.///و چون برای آنان حق را از سوی ما آورد گفتند پسران کسانی را که همراه با او ایمان آورده‌اند، بکشید و [دختران و] زنانشان را زنده بگذارید، و نیرنگ کافران جز در تباهی نیست‌///و هنگامی که حق را از سوی ما برای آنها آورد، گفتند: «پسران کسانی را که با موسی ایمان آورده‌اند بکشید و زنانشان را (برای اسارت و خدمت) زنده بگذارید!» اما نقشه کافران جز در گمراهی نیست (و نقش بر آب می‌شود).///تا گاهی که بیامدشان به حق از نزد ما گفتند بکشید پسران آنان را که ایمان آوردند با وی و بازگذارید زنان ایشان را و نیست نیرنگ کافران جز در گمراهی‌///پس چون حقیقت را از جانب ما برای آنان آورد، گفتند: «پسران کسانی را که با او ایمان آورده‌اند بکشید و زنانشان را زنده بگذارید و حیا را از آنان سلب کنید.» و (اما) نیرنگ کافران جز در (ژرفای) گمراهی نیست. quran_en_fa Said Pharaoh: "Leave me to slay Moses; and let him call on his Lord! What I fear is lest he should change your religion, or lest he should cause mischief to appear in the land!" فرعون گفت: مرا بگذارید تا موسی را بکشم و او پروردگارش را [برای نجات خود] بخواند، چون من می‌ترسم دین شما را تغییر دهد، یا در این سرزمین فساد و تباهی به بار آورد!///فرعون گفت: مرا بگذارید تا موسی را بکشم و او پروردگارش را [برای نجات خود] بخواند، چون من می‌ترسم دین شما را تغییر دهد، یا در این سرزمین فساد و تباهی به بار آورد!///فرعون گفت: بگذارید موسى را بکشم و او خداى خود را به یارى طلبد. مى‌ترسم دینتان را دیگرگون کند یا در این سرزمین فسادى برانگیزد.///و فرعون گفت: مرا بگذارید موسى را بکشم و او پروردگارش را [به یارى‌] بخواند. من مى‌ترسم آیین شما را تغییر دهد یا در زمین شورش پدید آورد///و فرعون گفت: «مرا بگذارید موسى را بکشم تا پروردگارش را بخواند. من مى‌ترسم آیین شما را تغییر دهد یا در این سرزمین فساد کند.»///و فرعون گفت: «بگذارید تا من موسى را بکشم و او پروردگارش را بخواند، [تا نجاتش دهد.] من مى‌ترسم که او دین شما را تغییر دهد، یا در این سرزمین فساد کند.»///و فرعون (به درباریانش) گفت: بگذارید تا من موسی را به قتل رسانم و او خدای خود را به یاری طلبد، می‌ترسم که آیین شما را تغییر دهد و در زمین فتنه و فسادی برانگیزد.///و فرعون گفت مرا بگذارید تا موسی را بکشم و او پروردگارش را بخواند، چه می‌ترسم دین شما را تغییر دهد، یا در این سرزمین فتنه و فساد آشکار کند///و فرعون گفت: «بگذارید موسی را بکشم، و او پروردگارش را بخواند (تا نجاتش دهد)! زیرا من می‌ترسم که آیین شما را دگرگون سازد، و یا در این سرزمین فساد بر پا کند!»///و گفت فرعون بگذارید مرا بکشم موسی را و بخواند پروردگار خویش را چه ترسم دگرگون کند کیش شما را یا آنکه پدید آرد در زمین تباهی را///و فرعون گفت: «مرا واگذارید تا موسی را بکشم و (در این حال) پروردگارش را باید بخواند. من به‌راستی می‌ترسم آیین شما را تغییر دهد یا در (این) سرزمین فساد را آشکار کند.» quran_en_fa Moses said: "I have indeed called upon my Lord and your Lord (for protection) from every arrogant one who believes not in the Day of Account!" و موسی گفت: من از هر متکبر سرکشی که به روز حساب ایمان ندارد به پروردگارم و پروردگار شما پناه می‌برم.///و موسی گفت: من از هر متکبر سرکشی که به روز حساب ایمان ندارد به پروردگارم و پروردگار شما پناه می‌برم.///موسى گفت: من به پروردگار خود و پروردگار شما از هر متکبرى که به روز حساب باور ندارد، پناه مى‌برم.///و موسى گفت: من از هر متکبرى که به روز حساب ایمان نمى‌آورد، به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مى‌برم///و موسى گفت: «من از هر متکبرى که به روز حساب عقیده ندارد، به پروردگار خود و پروردگار شما پناه برده‌ام.»///و موسى گفت: «من به پروردگارم و پروردگار شما پناه مى‌برم از [شر] هر متکبرى که به روز حساب ایمان ندارد.»///و موسی گفت: من به خدای آفریننده من و شما (و همه عالم) از شر هر (کافر) متکبری که به روز حساب ایمان نمی‌آورد پناه می‌برم.///و موسی گفت من به پروردگار خود و پروردگار شما از [شر] هر متکبری که به روز حساب ایمان ندارد، پناه می‌برم‌///موسی گفت: «من به پروردگارم و پروردگار شما پناه می‌برم از هر متکبری که به روز حساب ایمان نمی‌آورد!»///و گفت موسی همانا پناه بردم به پروردگار خود و پروردگار شما از هر کبرورزنده که نمی‌گرود به روز شمار///و موسی گفت: «همانا من از هر متکبری که به روز حساب ایمان نمی‌آورد به پروردگار خود و پروردگار شما پناه برده‌ام.» quran_en_fa A believer, a man from among the people of Pharaoh, who had concealed his faith, said: "Will ye slay a man because he says, 'My Lord is Allah'?- when he has indeed come to you with Clear (Signs) from your Lord? and if he be a liar, on him is (the sin of) his lie: but, if he is telling the Truth, then will fall on you something of the (calamity) of which he warns you: Truly Allah guides not one who transgresses and lies! و مرد مؤمنی از خاندان فرعون که ایمانش را پنهان می‌داشت، گفت: آیا مردی را می‌کشید که می‌گوید: پروردگار من خداست؟ و بی تردید از سوی پروردگارتان برای شما دلایل روشنی آورده است، و اگر دروغگو باشد دروغش به زیان خود اوست، و اگر راستگو باشد برخی از عذاب هایی که به شما وعده می‌دهد به شما خواهد رسید؛ زیرا خدا کسی را که اسراف کار و بسیار دروغگوست، هدایت نمی‌کند.///و مرد مؤمنی از خاندان فرعون که ایمانش را پنهان می‌داشت، گفت: آیا مردی را می‌کشید که می‌گوید: پروردگار من خداست؟ و بی تردید از سوی پروردگارتان برای شما دلایل روشنی آورده است، و اگر دروغگو باشد دروغش به زیان خود اوست، و اگر راستگو باشد برخی از عذاب هایی که به شما وعده می‌دهد به شما خواهد رسید؛ زیرا خدا کسی را که اسراف کار و بسیار دروغگوست، هدایت نمی‌کند.///و مردى مؤمن از خاندان فرعون که ایمانش را پنهان داشته بود، گفت: آیا مردى را که مى‌گوید که پروردگار من خداى یکتاست و با دلیلهایى روشن از جانب پروردگارتان آمده است، مى‌کشید؟ اگر دروغ مى‌گوید، گناه دروغش بر گردن خود اوست؛ و اگر راست مى‌گوید، پاره‌اى از وعده‌هایى که داده است به شما خواهد رسید. هر آینه خدا هیچ گزافکار دروغگویى را هدایت نمى‌کند.///و مرد مؤمنى از خاندان فرعون که ایمان خود را کتمان مى‌کرد گفت: آیا مردى را مى‌کشید که مى‌گوید: پروردگار من خداست؟ در صورتى که براى شما از جانب پروردگارتان دلایل آشکارى آورده، و اگر دروغگو باشد دروغش به زیان اوست، و اگر راستگو باشد [لا اقل‌] برخى از آن///و مردى مؤمن از خاندان فرعون که ایمان خود را نهان مى‌داشت، گفت: «آیا مردى را مى‌کشید که مى‌گوید: پروردگار من خداست؟ و مسلما براى شما از جانب پروردگارتان دلایل آشکارى آورده، و اگر دروغگو باشد دروغش به زیان اوست، و اگر راستگو باشد برخى از آنچه به شما وعده مى‌دهد به شما خواهد رسید، چرا که خدا کسى را که افراطکار دروغزن باشد هدایت نمى‌کند.///و مردى باایمان از خاندان فرعون که ایمانش را پنهان مى‌داشت، گفت: «آیا مى‌خواهید مردى را که مى‌گوید: پروردگار من خداوند است، بکشید؟! در حالى که او از سوی پروردگارتان با دلایل روشن نزد شما آمده است. اگر او دروغگو باشد، دروغش به زیان خود اوست؛ ولى اگر راستگو باشد، بعضى از آنچه را که به شما وعده مى‌دهد، بر سرتان خواهد آمد. خداوند کسى را که اسراف‌کار [و] بسیار دروغگوست، هدایت نمى‌کند.///و مرد با ایمانی از آل فرعون که ایمانش را پنهان می‌داشت (با فرعونیان) گفت: آیا مردی را به جرم اینکه می‌گوید: پروردگار من خداست می‌کشید، در صورتی که با معجزه و ادله روشن از جانب خدایتان برای (هدایت) شما آمده است؟! اگر او دروغگوست گناه دروغش بر خود اوست و لیکن اگر راستگو باشد از وعده‌های او بعضی به شما برسد (و همه هلاک خواهید شد) که خدا البته مردم مسرف (ستمکار) و دروغگو را هرگز هدایت نخواهد کرد.///و مردی مؤمن از آل فرعون -که ایمانش را پنهان می‌داشتگفت آیا می‌خواهید مردی را بکشید به خاطر اینکه می‌گوید پروردگار من خداوند است؟ و برای شما معجزاتی از سوی پروردگارتان آورده است، و اگر دروغگو باشد زیان دروغش بر اوست، و اگر راستگو باشد بخشی از آنچه به شما وعده می‌دهد به شما خواهد رسید، بی‌گمان خداوند کسی را که گزافکار و دروغ‌زن است، هدایت نمی‌کند///و مرد مؤمنی از آل فرعون که ایمان خود را پنهان می‌داشت گفت: «آیا می‌خواهید مردی را بکشید بخاطر اینکه می‌گوید: پروردگار من «الله» است، در حالی که دلایل روشنی از سوی پروردگارتان برای شما آورده است؟! اگر دروغگو باشد، دروغش دامن خودش را خواهد گرفت؛ و اگر راستگو باشد، (لااقل) بعضی از عذابهایی را که وعده می‌دهد به شما خواهد رسید؛ خداوند کسی را که اسرافکار و بسیار دروغگوست هدایت نمی‌کند.///و گفت مرد مؤمنی از کسان فرعون که نهان می‌داشت ایمان خود را آیا می‌کشید مردی را بدانکه گفت پروردگار من خدا است حالی که آورده است شما را به نشانیها از پروردگار خویش و اگر دروغگو باشد پس بر او است دروغش و اگر راستگو باشد برسد شما را پاره آنچه وعده دهد به شما همانا خدا هدایت نکند آنان را که او است فزونی‌جوینده دروغگوی‌///و مردی مؤمن از خاندان فرعون - در حالی که ایمان خود را (از آنان) نهان می‌داشت- گفت: «آیا مردی را می‌کشید (تنها به این جرم) که می‌گوید پروردگار من خداست‌؟ و به‌راستی برایتان از جانب پروردگارتان دلایل آشکاری آورده و اگر دروغگو باشد دروغش به زیان خود اوست و اگر راستگو باشد (دست کم) برخی از آنچه به شما وعده می‌دهد به شما خواهد رسید. همانا خدا کسی را که زیاده‌رو بس دروغزن است هدایت نمی‌کند.» quran_en_fa "O my People! Yours is the dominion this day: Ye have the upper hand in the land: but who will help us from the Punishment of Allah, should it befall us?" Pharaoh said: "I but point out to you that which I see (myself); Nor do I guide you but to the Path of Right!" ای قوم من! امروز فرمانروایی و حکومت برای شماست که در این سرزمین پیروز هستید، ولی اگر عذاب خدا به سوی ما آید، چه کسی ما را یاری خواهد داد؟ فرعون گفت: من جز آنچه را [صواب] می‌بینم [و به آن یقین دارم و آن انکار موسی و کشتن او و تقویت حکومت من است] به شما ارائه نمی‌کنم، و شما را جز به راه راست هدایت نمی‌کنم.///ای قوم من! امروز فرمانروایی و حکومت برای شماست که در این سرزمین پیروز هستید، ولی اگر عذاب خدا به سوی ما آید، چه کسی ما را یاری خواهد داد؟ فرعون گفت: من جز آنچه را [صواب] می‌بینم [و به آن یقین دارم و آن انکار موسی و کشتن او و تقویت حکومت من است] به شما ارائه نمی‌کنم، و شما را جز به راه راست هدایت نمی‌کنم.///اى قوم من، امروز فرمانروایى از آن شماست. بر این سرزمین غلبه دارید. ولى اگر عذاب خدا بر سر ما آید چه کسى یاریمان خواهد کرد؟ فرعون گفت: شما را جز آنچه خود مصلحت دیده‌ام راهى ننمایم و جز به راه صواب راهنمایى نکنم.///اى قوم من! امروز حکومت از آن شماست [و] در زمین غلبه دارید، ولى اگر عذاب خدا بر سر ما آید چه کسى یاریمان خواهد کرد؟ فرعون گفت: جز آنچه [مصلحت‌] مى‌بینم به شما ارائه نمى‌دهم و شما را جز به راه صحیح راهنمایى نمى‌کنم [مصلحت در قتل موسى است‌]///اى قوم من، امروز فرمانروایى از آن شماست [و] در این سرزمین مسلطید، و [لى‌] چه کسى ما را از بلاى خدا -اگر به ما برسد- حمایت خواهد کرد؟» فرعون گفت: «جز آنچه مى‌بینم، به شما نمى‌نمایم، و شما را جز به راه راست راهبر نیستم.»///اى قوم من! امروز حکومت براى شماست که در این سرزمین غلبه دارید؛ ولى اگر عذاب خدا به سراغ ما آید، پس چه کسى ما را یارى خواهد کرد؟» فرعون گفت: «من جز آنچه که خود [صلاح] مى‌بینم به شما نشان نمى‌دهم. و من شما را جز به راه راست هدایت نمى‌کنم.»///ای قوم، امروز ملک و سلطنت و چیرگی بر زمین (مصر) با شماست، لیکن اگر قهر و انتقام خدا بر ما برسد کیست که ما را از آن نجات تواند داد؟ فرعون باز گفت: جز آن که رأی (به قتل موسی) دادم رأی دیگر نمی‌دهم (و جز این صلاح نمی‌دانم) و شما را جز به راه صواب دلالت نمی‌کنم.///ای قوم من، امروز فرمانروایی از آن شماست، و در این سرزمین چیره‌اید، ولی چه کسی ما را در برابر عذاب الهی -اگر بر سرمان بیایدیاری خواهد داد؟ فرعون گفت به صلاح شما نمی‌دانم جز چیزی را که خود صلاح بدانم، و شما را جز به راه رشد و راستی هدایت نمی‌کنم‌///ای قوم من! امروز حکومت از آن شماست و در این سرزمین پیروزید؛ اگر عذاب خدا به سراغ ما آید، چه کسی ما را یاری خواهد کرد؟!» فرعون گفت: «من جز آنچه را معتقدم به شما ارائه نمی‌دهم، و شما را جز به راه صحیح راهنمایی نمی‌کنم! (دستور، همان قتل موسی است!)»///ای قوم من شما را است پادشاهی امروز چیره آیندگانید در زمین پس که یاری کند ما را از خشم خدا اگر بیاید ما را گفت فرعون ننمایم به شما جز آنچه ببینم و نه رهبریتان کنم مگر به راه راست‌///«ای قوم من! امروز فرمانروایی از شماست، حال آنکه در (این) سرزمین چیره‌اید. پس چه کسی ما را از بلای خدا - اگر ما را در رسد- حمایت خواهد کرد؟» فرعون گفت: «جز آنچه می‌بینم، به شما نمی‌نمایانم و شما را جز به راه راستین رهنمایی نمی‌کنم.» quran_en_fa Then said the man who believed: "O my people! Truly I do fear for you something like the Day (of disaster) of the Confederates (in sin)!- و آن مرد مؤمن گفت: ای قوم من! بی تردید من بر شما از روزی مانند روز [عذاب] گروه‌ها [یی که پیامبران را تکذیب کردند] می‌ترسم///و آن مرد مؤمن گفت: ای قوم من! بی تردید من بر شما از روزی مانند روز [عذاب] گروه‌ها [یی که پیامبران را تکذیب کردند] می‌ترسم///آن که ایمان آورده بود، گفت: اى قوم من، بر شما از آنچه بر سر آن اقوام دیگر آمده است بیمناکم.///و کسى که ایمان آورده بود، گفت: اى قوم من! همانا من بر شما از [روزى‌] مانند روزگار [هلاک‌] گروه‌ها [ى مخالف پیامبران‌] بیم دارم///و کسى که ایمان آورده بود، گفت: «اى قوم من، من از [روزى‌] مثل روز دسته‌ها [ى مخالف خدا] بر شما مى‌ترسم.///و کسى که ایمان آورده بود، گفت: اى قوم من! من از روزى مانند روز [نابودی] آن گروه‌ها بر شما مى‌ترسم.///باز همان شخص با ایمان (به فرعونیان) گفت: ای قوم، من بر شما می‌ترسم از روزی مانند روز سخت احزاب (و امم پیشین).///و همان کسی که [پنهانی‌] ایمان آورده بود، گفت ای قوم من، من بر شما از چیزی همانند روزگار [سخت‌] گروههای مشرک بیمناکم‌///آن مرد باایمان گفت: «ای قوم من! من بر شما از روزی همانند روز (عذاب) اقوام پیشین بیمناکم!///و گفت آنکه ایمان آورده بود ای قوم همانا ترسم بر شما مانند روز احزاب‌///و کسی که ایمان آورده بود گفت: «ای قوم من! همانا من از (روزی) مانند روز احزاب (منکر خدا) بر شما می‌ترسم.» quran_en_fa "Something like the fate of the People of Noah, the 'Ad, and the Thamud, and those who came after them: but Allah never wishes injustice to his Servants. چون سرنوشت قوم نوح و عاد و ثمود و کسانی که پس از آنان بودند؛ و خدا ستمی بر بندگان نمی‌خواهد [این بندگانند که بر خود ستم روا می‌دارند.]///چون سرنوشت قوم نوح و عاد و ثمود و کسانی که پس از آنان بودند؛ و خدا ستمی بر بندگان نمی‌خواهد [این بندگانند که بر خود ستم روا می‌دارند.]///همانند قوم نوح و عاد و ثمود و کسانى که از آن پس آمدند. حال آنکه خدا براى بندگانش خواستار ستم نیست.///نظیر جریان قوم نوح و عاد و ثمود و کسانى که پس از آنها بودند و خدا بر بندگان ستم نمى‌خواهد/// [از سرنوشتى‌] نظیر سرنوشت قوم نوح و عاد و ثمود، و کسانى که پس از آنها [آمدند]. و [گرنه‌] خدا بر بندگان [خود] ستم نمى‌خواهد.///[از سرنوشتى] مانند سرنوشت قوم نوح و قوم عاد و قوم ثمود و کسانى که پس از آنها آمدند. و خداوند با بندگان سر ستم ندارد.///مثل روزگار ناگوار قوم نوح و عاد و ثمود و امم بعد از اینان (که همه به کیفر کفر و عصیان هلاک شدند) و خدا هیچ اراده ظلم در حق بندگان نکند (و هلاک آنها به سوء اختیار خود است).///مانند حال و روز قوم نوح و عاد و ثمود و کسانی که پس از ایشان بودند، و خداوند در حق بندگان ستمی نمی‌خواهد///و از عادتی همچون عادت قوم نوح و عاد و ثمود و کسانی که بعد از آنان بودند (از شرک و کفر و طغیان) می‌ترسم؛ و خداوند ظلم و ستمی بر بندگانش نمی‌خواهد.///مانند شیوه قوم نوح و عاد و ثمود و آنان که پس از ایشان بودند و نیست خدا خواهان ستمی بر بندگان‌///«(از عادت دیرینه (ای)) همانند قوم نوح و عاد و ثمود و کسانی که پس از آنهایند. و (گرنه) خدا هرگز برای بندگان (اش) ستمی نمی‌خواهد.» quran_en_fa "And O my people! I fear for you a Day when there will be Mutual calling (and wailing),- و ای قوم من! بی تردید من از روزی که مردم یکدیگر را [برای نجات خود از عذاب] ندا می‌دهند بر شما می‌ترسم؛///و ای قوم من! بی تردید من از روزی که مردم یکدیگر را [برای نجات خود از عذاب] ندا می‌دهند بر شما می‌ترسم؛///اى قوم من، از آن روز که یکدیگر را به فریاد بخوانید بر شما بیمناکم.///و اى قوم من! من بر شما از روزى که مردم یکدیگر را [به یارى هم‌] بانگ مى‌زنند بیمناکم///و اى قوم من، من بر شما از روزى که مردم یکدیگر را [به یارى هم‌] ندا درمى‌دهند، بیم دارم.///اى قوم من! من از روزى که یکدیگر را به فریاد بخوانید، بر شما بیمناکم.///و ای قوم، من بر شما از (عذاب) روز قیامت که خلق (از سختی آن به فریاد آیند و) یکدیگر را بخوانند سخت می‌ترسم.///و ای قوم من، من بر شما از روز فریاد خوانی بیمناکم‌///ای قوم من! من بر شما از روزی که مردم یکدیگر را صدا می‌زنند (و از هم یاری می‌طلبند و صدایشان به جایی نمی‌رسد) بیمناکم!///و ای قوم همانا ترسم بر شما از روز فریاد///«و ای قوم من! من همواره بر شما از روز ندا دادن به یکدیگر بیم دارم (که میان خدا و دوزخیان و هم میان آنان و بهشتیان سخنانی در پی است).» quran_en_fa "A Day when ye shall turn your backs and flee: No defender shall ye have from Allah: Any whom Allah leaves to stray, there is none to guide... روزی که [به علت شدت عذاب] پشت کنان از این سو به آن سو فرار می‌کنید [ولی از هر سو که می‌روید، برگردانده می‌شوید و] شما را [در برابر عذاب خدا] هیچ نگه دارنده‌ای نیست؛ و هر که را خدا [به سبب کبر و عنادش] گمراه کند، او را هیچ هدایت کننده‌ای نخواهد بود.///روزی که [به علت شدت عذاب] پشت کنان از این سو به آن سو فرار می‌کنید [ولی از هر سو که می‌روید، برگردانده می‌شوید و] شما را [در برابر عذاب خدا] هیچ نگه دارنده‌ای نیست؛ و هر که را خدا [به سبب کبر و عنادش] گمراه کند، او را هیچ هدایت کننده‌ای نخواهد بود.///آن روز که همگى پشت کرده بازمى‌گردید و هیچ کس شما را از عذاب خدا نگاه نمى‌دارد. و هر کس که خدا گمراهش کند، هیچ راهنمایى ندارد.///روزى که پشت‌کنان باز مى‌گردید، براى شما در برابر خدا هیچ پناه دهنده‌اى نیست. و هر که را خدا در بیراهه بگذارد، وى را راهنمایى نخواهد بود///روزى که پشت‌کنان [به عنف‌] بازمى‌گردید، براى شما در برابر خدا هیچ حمایتگرى نیست؛ و هر که را خدا گمراه کند او را راهبرى نیست.»///روزى که [به خاطر سختی عذاب] پشت‌کنان از این سو به آن سو مى‌گریزید، براى شما هیچ­گونه پناهگاه و نگهدارنده‌اى [در برابر عذاب الهى] نیست. و هر که را خداوند [بر اثر اعمالش] گمراه کند، [و به حال خود واگذارد،] هیچ هدایت‌گرى براى او نیست.///روزی که (از عذاب آن) به پشت بگریزید و هیچ از (قهر) خدا پناهی نیابید. و هر که را خدا در گمراهی واگذارد دیگر برای او راهنمایی نیست.///روزی که پشت کنید، برای شما در برابر خداوند پناهی نیست، و هر کس که خداوند بیراهش گذارد، رهنمایی ندارد///همان روزی که روی می‌گردانید و فرار می‌کنید؛ اما هیچ پناهگاهی در برابر عذاب خداوند برای شما نیست؛ و هر کس را خداوند (بخاطر اعمالش) گمراه سازد، هدایت‌کننده‌ای برای او نیست!///روزی که روی برتابید پشت‌کنان نیست شما را از خدا نگهدارنده‌ای و آن را که گمراه کند خدا نباشدش راهنمائی‌///«روزی که پشت‌کنان (به عنف) باز می‌گردید. برای شما در برابر خدا هیچ نگهبانی نیست.» و هر که را خدا گمراه کند او را هیچ راهبری نیست. quran_en_fa "And to you there came Joseph in times gone by, with Clear Signs, but ye ceased not to doubt of the (Mission) for which he had come: At length, when he died, ye said: 'No messenger will Allah send after him.' thus doth Allah leave to stray such as transgress and live in doubt,- بی تردید یوسف پیش از این دلایل روشنی برای شما آورد، ولی شما همواره نسبت به آنچه که آورده بود در تردید بودید، تا زمانی که از دنیا رفت، [پس از مرگ او] گفتید: خدا هرگز بعد از او پیامبری مبعوث نخواهد کرد، این گونه خدا هر اسراف کار تردید کننده‌ای را گمراه می‌کند.///بی تردید یوسف پیش از این دلایل روشنی برای شما آورد، ولی شما همواره نسبت به آنچه که آورده بود در تردید بودید، تا زمانی که از دنیا رفت، [پس از مرگ او] گفتید: خدا هرگز بعد از او پیامبری مبعوث نخواهد کرد، این گونه خدا هر اسراف کار تردید کننده‌ای را گمراه می‌کند.///یوسف پیش از این با دلایل روشن بر شما بر شما مبعوث شد و شما از آنچه آورده بود همچنان در شک مى‌بودید. چون یوسف بمرد گفتید: خدا پس از او دیگر پیامبرى نخواهد فرستاد. خدا گزافکار شک‌آورنده را این گونه گمراه مى‌سازد؛///و همانا یوسف پیش از این براى شما، دلایل آشکار آورد، ولى شما از آنچه برایتان آورد همواره در شک بودید تا زمانى که از دنیا رفت، گفتید: خدا بعد از او هرگز فرستاده‌اى مبعوث نخواهد کرد. آرى، این گونه خدا هر که را افراطگر شکاک است بى‌راه مى‌گذارد///و به یقین، یوسف پیش از این، دلایل آشکار براى شما آورد، و از آنچه براى شما آورد همواره در تردید بودید تا وقتى که از دنیا رفت، گفتید: «خدا بعد از او هرگز فرستاده‌اى را برنخواهد انگیخت.» این گونه، خدا هر که را افراطگر شکاک است، بى راه مى‌گذارد.///به راستی یوسف پیش از این با دلایل روشن نزد شما [مصریان] آمد، اما شما همواره از آنچه برایتان آورده بود، در شک بودید. تا آن‌گاه که از دنیا رفت، گفتید: «خداوند پس از او هرگز پیامبرى نخواهد فرستاد!» این­گونه، خداوند هر اسراف‌کار بدگمانى را گمراه مى‌سازد،///و از این پیش یوسف (کنعان) به سوی شما (مصریان) با معجزات و ادله روشن (به رسالت) آمد و دایم از آیاتی که برای شما آورد در شک و ریب بماندید تا آنکه یوسف از دنیا برفت، گفتید که دیگر خدا پس از یوسف هرگز رسولی نمی‌فرستد. بلی این چنین خدا مردم مسرف (ستمگری) را که (در آیات خدا و معجزات رسل) در شک و ریبند به گمراهی و خذلان خود وا می‌گذارد.///و پیشتر یوسف [پیامبر] برای شما معجزاتی آورد و همچنان از آنچه برایتان آورده بود در شک بودید، تا آنکه چون درگذشت، گفتید خداوند هرگز پس از او پیامبری برنخواهد انگیخت، بدین‌سان خداوند کسی را که گزافکار شک‌گراست بیراه می‌دارد///پیش از این یوسف دلایل روشن برای شما آورد، ولی شما همچنان در آنچه او برای شما آورده بود تردید داشتید؛ تا زمانی که از دنیا رفت، گفتید: هرگز خداوند بعد از او پیامبری مبعوث نخواهد کرد! این گونه خداوند هر اسرافکار تردیدکننده‌ای را گمراه می‌سازد!///و هر آینه بیامدتان یوسف پیش از این به نشانیها پس ماندید پیوسته در شکی از آنچه بیاوردتان تا گاهی که مرد گفتید هرگز نیانگیزد خدا پس از وی پیمبری بدینسان گمراه کند خدا هر که را او است فزونی‌خواه شک‌آورنده‌///و به‌راستی و درستی، یوسف پیش از این نزد شما با دلایل آشکار آمد. پس از آنچه برای شما آورد همواره (غرق) در تردید بودید، تا وقتی که رحلت کرد. گفتید: «خدا بعد از او هرگز فرستاده‌ای را بر نخواهد انگیخت‌.» این‌گونه، خدا هر که را زیاده‌رو شکاک بی‌مستند است، بی‌راه می‌گذارد. quran_en_fa "(Such) as dispute about the Signs of Allah, without any authority that hath reached them, grievous and odious (is such conduct) in the sight of Allah and of the Believers. Thus doth Allah, seal up every heart - of arrogant and obstinate Transgressors." کسانی که در آیات خدا بی آنکه دلیلی برای آنان آمده باشد، مجادله و ستیزه می‌کنند [این عمل زشتشان] نزد خدا و نزد اهل ایمان مایه دشمنی بزرگ است؛ این گونه خدا بر دل هر گردنکش زورگویی، مهر [تیره بختی] می‌نهد///کسانی که در آیات خدا بی آنکه دلیلی برای آنان آمده باشد، مجادله و ستیزه می‌کنند [این عمل زشتشان] نزد خدا و نزد اهل ایمان مایه دشمنی بزرگ است؛ این گونه خدا بر دل هر گردنکش زورگویی، مهر [تیره بختی] می‌نهد///کسانى که بى‌هیچ حجتى که در دست داشته باشند در آیات خدا جدال مى‌کنند. کار آنان نزد خدا و مؤمنان سخت ناپسند است. خدا بر دل هر متکبر جبارى اینچنین مهر مى‌نهد.///کسانى که در باره‌ى آیات خدا بى‌آن که حجتى برایشان آمده باشد، مجادله مى‌کنند، مورد خشم و عداوت سختى در پیشگاه خدا و نزد کسانى که ایمان آورده‌اند، مى‌باشند. این گونه خدا بر دل هر متکبر زورگویى مهر مى‌نهد///کسانى که در باره آیات خدا -بدون حجتى که براى آنان آمده باشد- مجادله مى‌کنند، [این ستیزه‌] در نزد خدا و نزد کسانى که ایمان آورده‌اند [مایه‌] عداوت بزرگى است. این گونه، خدا بر دل هر متکبر و زورگویى مهر مى‌نهد.///کسانى که درباره‌ى آیات خداوند به ستیز و مجادله مى‌پردازند، بی­آنکه هیچ دلیلى برایشان آمده باشد. [این کار] نزد خداوند و نزد کسانى که ایمان آورده‌اند، خشم بزرگى را به دنبال دارد. این­گونه، خدا بر دل هر متکبر زورگویى مهر [شوربختى‌] مى‌نهد.»///آنان که در آیات خدا بی‌هیچ حجت و برهان به جدال و انکار برمی‌خیزند این کار، سخت خدا (و رسول) و اهل ایمان را به خشم و غضب آرد. بلی این گونه خدا بر دل هر متکبر خود کامه‌ای مهر (شقاوت) می‌زند (که با سعادت خود دشمن می‌شود).///کسانی که در آیات الهی بدون حجتی که برایشان آمده باشد، مجادله می‌کنند، نزد خداوند و نزد مؤمنان بس ناپسند است، بدین‌سان خداوند بر هر قلب متکبر زورگویی مهر می‌نهد///همانها که در آیات خدا بی‌آنکه دلیلی برایشان آمده باشد به مجادله برمی‌خیزند؛ (این کارشان) خشم عظیمی نزد خداوند و نزد آنان که ایمان آورده‌اند به بار می‌آورد؛ این گونه خداوند بر دل هر متکبر جباری مهر می‌نهد!»///آنان که می‌ستیزند در آیتهای خدا بی‌فرمانروائیی که دهدشان بزرگ کین‌ورزی است نزد خدا و نزد آنان که ایمان آوردند چنین مهر نهد خدا بر هر دل برتری‌جوی گردن‌فراز///کسانی که درباره‌ی آیات خدا - بدون هیچ حجتی (روشنگر) که برای آنان آمده باشد - مجادله می‌کنند (این ستیزه) در نزد خدا و نزد کسانی که ایمان آورده‌اند (مایه‌ی) خشمی بس بزرگ است. این گونه، خدا بر تمامی دل (هر) متکبر بس زورگویی مهر می‌نهد. quran_en_fa Pharaoh said: "O Haman! Build me a lofty palace, that I may attain the ways and means- و فرعون گفت: ای هامان! برای من بنایی بسیار بلند بساز شاید به وسایلی برسم،///و فرعون گفت: ای هامان! برای من بنایی بسیار بلند بساز شاید به وسایلی برسم،///فرعون گفت: اى هامان، براى من کوشک بلندى بساز، شاید به آن درها دست یابم:///و فرعون گفت: اى هامان! براى من بناى مرتفعى بساز، شاید من به آن راه‌ها دست یابم///و فرعون گفت: «اى هامان، براى من کوشکى بلند بساز، شاید من به آن راهها برسم:///و فرعون [به وزیرش] گفت: اى هامان! براى من برجى بلندى بساز! شاید به وسایلى دست­یابم.///و فرعون (به وزیرش) گفت: ای هامان، برای من کاخی بلند پایه (آسمان خراش) بنیاد کن تا شاید به درها راه یابم.///و فرعون گفت ای هامان برای من برجی [بلند] برآور باشد که به این راهها برسم‌///فرعون گفت: «ای هامان! برای من بنای مرتفعی بساز، شاید به وسایلی دست یابم،///و گفت فرعون ای هامان بنیاد کن برایم برجی (کاخی) شاید رسم به درها///و فرعون گفت: «ای هامان! برای من آسمان‌خراشی بلند بساز، شاید من به وسیله‌ها برسم؛» quran_en_fa "The ways and means of (reaching) the heavens, and that I may mount up to the god of Moses: But as far as I am concerned, I think (Moses) is a liar!" Thus was made alluring, in Pharaoh's eyes, the evil of his deeds, and he was hindered from the Path; and the plot of Pharaoh led to nothing but perdition (for him). وسایل [بالا رفتن به] آسمان‌ها تا از خدای موسی آگاه شوم [که کیست و کجاست؟!] هر چند موسی را [در گفته هایش درباره خدا] دروغگو می‌پندارم. و این گونه برای فرعون زشتی کردارش آراسته شد و از راه خدا باز ماند، و نیرنگ و نقشه فرعون جز در زیانکاری و نابودی نبود.///وسایل [بالا رفتن به] آسمان‌ها تا از خدای موسی آگاه شوم [که کیست و کجاست؟!] هر چند موسی را [در گفته هایش درباره خدا] دروغگو می‌پندارم. و این گونه برای فرعون زشتی کردارش آراسته شد و از راه خدا باز ماند، و نیرنگ و نقشه فرعون جز در زیانکاری و نابودی نبود.///درهاى آسمانها. و خداى موسى را ببینم، زیرا پندارم که دروغ مى‌گوید. بدین سان کردار زشت فرعون در نظرش آراسته شد و او از راه باز ماند و چاره‌جویى او جز زیان هیچ نبود.///راه‌هاى آسمان‌ها، تا از خداى موسى اطلاعى حاصل کنم. همانا من او را سخت دروغپرداز مى‌پندارم. و این گونه براى فرعون، زشتى کارش آراسته شد و از راه [راست‌] بازماند. و نیرنگ فرعون جز در زیان و تباهى نبود///راههاى [دستیابى به‌] آسمانها، تا از خداى موسى اطلاع حاصل کنم و من او را سخت دروغپرداز مى‌پندارم.» و این گونه براى فرعون، زشتى کارش آراسته شد و از راه [راست‌] بازماند؛ و نیرنگ فرعون جز به تباهى نینجامید.///وسایل [بالا رفتن به] آسمان‌ها، تا از خداى موسى آگاه شوم و البته من او را دروغگو مى‌پندارم.» و این­گونه [شیطان،] کار زشت فرعون را برایش آراست، و از راه حق بازماند. و توطئه فرعون جز در نابودى و زیان نبود.///به درهای آسمانها و بر خدای موسی آگاه شوم (و از صدق و کذب موسی تحقیقی کنم) و من هنوز موسی را دروغگوی می‌پندارم. و این چنین در نظر جاهلانه فرعون عمل زشتش زیبا نمود و راه حق (و خدا پرستی) بر او مسدود شد، و مکر و تدبیر فرعون جز بر زیان و هلاکش به کار نیامد.///راههای آسمان، تا به خدای موسی پی ببرم، و من او را دروغگو می‌دانم، و بدین‌سان در نظر فرعون بد کرداری‌اش آراسته شد، و از راه [صواب‌] باز داشته شد، و نیرنگ فرعون جز در تباهی نبود///وسایل (صعود به) آسمانها تا از خدای موسی آگاه شوم؛ هر چند گمان می‌کنم او دروغگو باشد!» اینچنین اعمال بد فرعون در نظرش آراسته جلوه کرد و از راه حق باز داشته شد؛ و توطئه فرعون (و همفکران او) جز به نابودی نمی‌انجامد!///درهای آسمانها پس سر برآرم به خدای موسی و هر آینه گمان دارمش دروغگوی و بدینسان بیاراست برای فرعون زشتی کردارش و بازداشته شد از راه و نیست نیرنگ فرعون جز در تباهی‌///«وسایل (دست‌یابی به) آسمان‌ها. پس سوی خدای موسی راه یابم و من او را سخت دروغ‌پرداز می‌پندارم. ‌» و این گونه برای فرعون، زشتی کارش آراسته گشت و از راه (راست) بازمانده شد و نیرنگ فرعون جز در (ژرفای) تباهی نیست. quran_en_fa The man who believed said further: "O my people! Follow me: I will lead you to the Path of Right. و آن مرد مؤمن گفت: ای قوم من! از من پیروی کنید تا شما را به راه راست هدایت کنم.///و آن مرد مؤمن گفت: ای قوم من! از من پیروی کنید تا شما را به راه راست هدایت کنم.///آن مردى که ایمان آورده بود گفت: اى قوم من، از پى من بیایید تا به راه صواب هدایتتان کنم.///و آن کس که ایمان آورده بود گفت: اى قوم من! مرا پیروى کنید تا شما را به راه درست هدایت کنم///و آن کس که ایمان آورده بود گفت: «اى قوم من، مرا پیروى کنید تا شما را به راه درست هدایت کنم.///و کسى [از فرعونیان] که ایمان آورده بود، گفت: «اى قوم من! از من پیروى کنید، تا شما را به راه راست [و رستگاری] هدایت کنم.///و باز همان شخص مؤمن گفت: ای قوم، مرا پیروی کنید تا شما را به راه حق و صواب دلالت کنم.///و کسی که ایمان آورده بود، گفت ای قوم من، از من پیروی کنید تا شما را به راه رشد و راستی هدایت کنم‌///کسی که (از قوم فرعون) ایمان آورده بود گفت: «ای قوم من! از من پیروی کنید تا شما را به راه درست هدایت کنم.///و گفت آنکه ایمان آورد ای قوم مرا پیروی کنید رهبریتان کنم به راه راست‌///و آن کس که ایمان آورد گفت: «ای قوم من! مرا پیروی کنید تا شما را (از بی‌راهه) به راه راهوار شایسته هدایت کنم.» quran_en_fa "O my people! This life of the present is nothing but (temporary) convenience: It is the Hereafter that is the Home that will last. ای قوم من! این زندگی دنیا فقط کالایی بی ارزش و زودگذر است، و بی تردید آخرت سرای همیشگی و پایدار است.///ای قوم من! این زندگی دنیا فقط کالایی بی ارزش و زودگذر است، و بی تردید آخرت سرای همیشگی و پایدار است.///اى قوم من، این زندگى دنیا اندک مایه تعیشى است. و آخرت سراى بقاست.///اى قوم من! زندگى این دنیا تنها متاع [ناچیزى‌] است، و آخرت است که سراى بقاست///اى قوم من، این زندگى دنیا تنها کالایى [ناچیز] است، و در حقیقت، آن آخرت است که سراى پایدار است.///اى قوم من! این زندگى دنیا، کالایى [ناچیز] است. و آخرت است که سراى پایدار است.///ای قوم، این زندگانی (فانی) دنیا متاع ناچیزی بیش نیست و سرای آخرت منزلگاه ابدی (و حیات جاودانی) است.///ای قوم من، همانا این زندگانی دنیا، بهره‌ای [اندک‌] است، و آخرت سرای اقامت است‌///ای قوم من! این زندگی دنیا، تنها متاع زودگذری است؛ و آخرت سرای همیشگی است!///ای قوم من جز این نیست که این زندگانی دنیا است بهره و همانا خانه آخرت است سرای آرامگاه‌///«ای قوم من! این زندگی دنیا تنها کالایی (ناچیز) است و همانا آخرت است که سرای پر قرار پایدار است.» quran_en_fa "He that works evil will not be requited but by the like thereof: and he that works a righteous deed - whether man or woman - and is a Believer- such will enter the Garden (of Bliss): Therein will they have abundance without measure. هر که بدی کند جز به مانند آن کیفر نیابد، و از مردان یا زنان کسانی که کار شایسته انجام دهند در حالی که مؤمن باشند، آنان در بهشت درآیند و در آن بی حساب روزی یابند.///هر که بدی کند جز به مانند آن کیفر نیابد، و از مردان یا زنان کسانی که کار شایسته انجام دهند در حالی که مؤمن باشند، آنان در بهشت درآیند و در آن بی حساب روزی یابند.///هر کس کار بدى بکند جز همانند عملش کیفر نیابد. و هر کس از مرد و زن که مؤمن باشد و عمل صالحى به جاى آرد به بهشت داخل شود و بى‌حساب روزى‌اش دهند.///هر که بدى کند، جز به قدر آن مجازات نمى‌شود، و کسانى که کار شایسته کنند- چه مرد و چه زن- و مؤمن باشند، آنها داخل بهشت شده، در آن جا بى‌حساب روزى داده مى‌شوند///هر که بدى کند، جز به مانند آن کیفر نمى‌یابد؛ و هر که کار شایسته کند -چه مرد باشد یا زن- در حالى که ایمان داشته باشد، در نتیجه آنان داخل بهشت مى‌شوند و در آنجا بى‌حساب روزى مى‌یابند.///هر کس کار بدى کند، جز همانند آن کیفر داده نمى‌شود. و کسانی که کار شایسته‌اى کنند و مؤمن باشند، چه مرد، چه زن، آنانند که وارد بهشت مى‌شوند و در آنجا بى‌حساب روزیشان مى‌دهند.///(و بدانید که) هر کس کار بدی (در دنیا) کرده (آنجا) الا به مثل آن مجازات نشود، و هر که از مرد و زن عمل صالح به جا آورده در صورتی که با ایمان باشند آنان در بهشت جاودان داخل شوند و آنجا از رزق بی‌حساب (و نعمت بی‌شمار) برخوردار گردند.///هر کس کار ناپسندی مرتکب شود، جز به مانند آن جزا نیابد، و هر کس کاری شایسته انجام دهد، اعم از مرد یا زن، و مؤمن باشد، اینانند که وارد بهشت می‌شوند، و در آنجا بی‌حساب روزی می‌یابند///هر کس بدی کند، جز بمانند آن کیفر داده نمی‌شود؛ ولی هر کس کار شایسته‌ای انجام دهد -خواه مرد یا زن- در حالی که مؤمن باشد آنها وارد بهشت می‌شوند و در آن روزی بی‌حسابی به آنها داده خواهد شد.///هر که کردار زشت کند کیفر نشود جز همانندش و هر که کردار شایسته کند از نر یا ماده حالی که او است مؤمن پس آنان به بهشت درآیند روزیمند شوند در آن بی‌شمار///«هر که بدی کند، جز به مانند آن کیفر نیابد؛ و هر که کار شایسته کند - مرد باشد یا زن – در حالی که ایمان داشته باشد، پس ایشان داخل بهشت می‌گردند و در آنجا بی‌حساب روزی داده می‌شوند.» quran_en_fa "And O my people! How (strange) it is for me to call you to Salvation while ye call me to the Fire! ای قوم من! چرا من شما را به سوی رهایی [از خسران دنیا و آخرت] می‌خوانم، و شما مرا به آتش می‌خوانید؟!///ای قوم من! چرا من شما را به سوی رهایی [از خسران دنیا و آخرت] می‌خوانم، و شما مرا به آتش می‌خوانید؟!///اى قوم من، چیست که من شما را به رهایى مى‌خوانم و شما مرا به آتش فرا مى‌خوانید؟///و اى قوم من! چیست که من شما را به نجات مى‌خوانم و [شما] مرا به آتش مى‌خوانید///و اى قوم من، چه شده است که من شما را به نجات فرا مى‌خوانم و [شما] مرا به آتش فرا مى‌خوانید؟///و اى قوم من! چگونه است که من شما را به رهایى [از آتش] مى‌خوانم، و شما مرا به دوزخ فرامى‌خوانید؟!///و ای قوم، چرا من شما را به راه نجات (و طریق بهشت) دعوت می‌کنم و شما مرا به سوی آتش دوزخ می‌خوانید؟///و ای قوم من، مرا چه می‌شود که شما را به رهایی می‌خوانم، و حال آنکه شما مرا به آتش دوزخ دعوت می‌کنید///ای قوم من! چرا من شما را به سوی نجات دعوت می‌کنم، اما شما مرا بسوی آتش فرا می‌خوانید؟!///و ای قوم چه شود مرا که خوانمتان بسوی نجات و شما خوانیدم بسوی آتش‌///«و ای قوم من! مرا چیست که شما را به نجات فرا می‌خوانم و (شما) مرا به آتش فرا می‌خوانید؟» quran_en_fa "Ye do call upon me to blaspheme against Allah, and to join with Him partners of whom I have no knowledge; and I call you to the Exalted in Power, Who forgives again and again!" مرا می‌خوانید که به خدای یگانه کافر شوم و بر پایه جهالت و نادانی، و بدون دانش و معرفت که روشنگر حقایق است چیزی را شریک او قرار دهم! و من شما را به توانای شکست ناپذیر و بسیار آمرزنده می‌خوانم.///مرا می‌خوانید که به خدای یگانه کافر شوم و بر پایه جهالت و نادانی، و بدون دانش و معرفت که روشنگر حقایق است چیزی را شریک او قرار دهم! و من شما را به توانای شکست ناپذیر و بسیار آمرزنده می‌خوانم.///مرا دعوت مى‌کنید که به خدا کافر شوم و چیزى را که نمى‌شناسم شریک او قرار دهم، حال آنکه من شما را به خداى پیروزمند آمرزنده دعوت مى‌کنم.///مرا فرا مى‌خوانید تا به خدا کافر شوم و چیزى را که بدان علمى ندارم با او شریک گردانم، ولى من شما را به سوى آن شکست ناپذیر آمرزنده دعوت مى‌کنم///مرا فرا مى‌خوانید تا به خدا کافر شوم و چیزى را که بدان علمى ندارم با او شریک گردانم؛ و من شما را به سوى آن ارجمند آمرزنده دعوت مى‌کنم.///مرا دعوت مى‌کنید تا به خدای یگانه کافر شوم، و چیزى را که به [حقانیت] آن علم ندارم، شریک او گردانم. و من شما را به سوى [خداوند] شکست‌ناپذیر و بسیار آمرزنده دعوت مى‌کنم.///شما مرا دعوت می‌کنید که به خدا کافر شوم و از بی‌دانشی بتی را که در جهان هیچ مؤثر نمی‌دانم شریک خدا قرار دهم، و من شما را به سوی خدای مقتدر بسیار با بخشش و آمرزش می‌خوانم.///مرا به این دعوت می‌کنید که به خداوند کفر بورزم، و چیزی را که به آن علم ندارم، شریک او بگیرم، و حال آنکه من شما را به سوی [خداوند] پیروزمند آمرزگار می‌خوانم‌///مرا دعوت می‌کنید که به خداوند یگانه کافر شوم و همتایی که به آن علم ندارم برای او قرار دهم، در حالی که من شما را بسوی خداوند عزیز غفار دعوت می‌کنم!///خوانیدم که کفر ورزم به خدا و شریک گردانم با وی آنچه را نیستم بدان دانشی و من خوانمتان بسوی خداوند عزتمند آمرزگار///«مرا فرا می‌خوانید تا به خدا کافر شوم و چیزی را که بدان علمی ندارم با او شریک گردانم. و من شما را به سوی (آن) عزیز پوشنده (ی نقصان‌ها) دعوت می‌کنم.» quran_en_fa "Without doubt ye do call me to one who is not fit to be called to, whether in this world, or in the Hereafter; our return will be to Allah; and the Transgressors will be Companions of the Fire! ثابت و یقینی است اینکه آنچه مرا به سویش می‌خوانید برای او در دنیا و آخرت حق ادعا [ی الوهیت و ربوبیت] نیست، و اینکه بازگشت ما به سوی خداست، و اینکه اسراف کاران اهل آتش اند.///ثابت و یقینی است اینکه آنچه مرا به سویش می‌خوانید برای او در دنیا و آخرت حق ادعا [ی الوهیت و ربوبیت] نیست، و اینکه بازگشت ما به سوی خداست، و اینکه اسراف کاران اهل آتش اند.///بى‌شک آنچه شما مرا به آن دعوت مى‌کنید یاراى آنش نیست که در دنیا و آخرت کسى را به سوى خود خواند، حال آنکه بازگشت ما به سوى خداى یکتاست، و گزافکاران در جهنم باشند.///بى‌تردید آنچه مرا به سوى آن دعوت مى‌کنید، نه در دنیا دعوت [و حاکمیتى‌] دارد و نه در آخرت. و به راستى، برگشت ما تنها به سوى خداست، و افراطگران اهل آتشند///آنچه مرا به سوى آن دعوت مى‌کنید، به ناچار نه در دنیا و نه در آخرت [درخور] خواندن نیست، و در حقیقت، برگشت ما به سوى خداست، و افراطگران همدمان آتشند.///ناگزیر آنچه مرا به سوی آن مى‌خوانید، نه در دنیا و نه در آخرت، [در خور] خواندن نیست. در حالى که بازگشت ما به سوى خداست، و اسراف‌کاران همدم آتشند.///بی‌شک آنچه شما مرا به سوی او می‌خوانید (از بتها و فراعنه و معبودان باطل) آن هیچ دعوتی (و اثر سودمندی) در دنیا و آخرت ندارد و محققا (بدانید که در قیامت) بازگشت ما به سوی خداست و البته مسرفان (ستمکاران فاسق در آنجا) همه اهل آتش دوزخند.///حقا که آنچه مرا به آن می‌خوانید، در دنیا و آخرت صاحب دعوتی نیست، و سرانجام بازگشتمان به سوی خداوند است و گزافکاران دوزخی‌اند///قطعا آنچه مرا بسوی آن می‌خوانید، نه دعوت (و حاکمیتی) در دنیا دارد و نه در آخرت؛ و تنها بازگشت ما در قیامت بسوی خداست؛ و مسرفان اهل آتشند!///ناگزیر آنچه مرا بسویش خوانید نیستش دعوتی در دنیا و نه در آخرت و آنکه بازگشت ما بسوی خدا است و آنکه فزونی‌خواهانند یاران آتش‌///«آنچه مرا سوی آن دعوت می‌کنید، ناچار نه در دنیا و نه در آخرت هیچ‌گونه دعوتی (راستا برای الوهیت) ندارد و برگشت ما همانا سوی خداست. و زیاده‌روها، (هم) آنان همدمان آتشند.» quran_en_fa "Soon will ye remember what I say to you (now), My (own) affair I commit to Allah: for Allah (ever) watches over His Servants." پس به زودی [درستی] آنچه را [که امروز درباره عذاب اسراف کاران] می‌گویم [و شما باور نمی‌کنید] متوجه خواهید شد، و من کارم را به خدا وامی گذارم؛ زیرا خدا به بندگان بیناست.///پس به زودی [درستی] آنچه را [که امروز درباره عذاب اسراف کاران] می‌گویم [و شما باور نمی‌کنید] متوجه خواهید شد، و من کارم را به خدا وامی گذارم؛ زیرا خدا به بندگان بیناست.///زودا که آنچه را که اکنون مى‌گویم به یاد خواهید آورد. و من کار خویش به خدا واگذار کردم، زیرا او بندگانش را مى‌بیند.///پس به زودى آنچه را به شما مى‌گویم به خاطر خواهید آورد و من کار خویش را به خدا واگذار مى‌کنم، که خدا به [حال‌] بندگان بیناست///پس به زودى آنچه را به شما مى‌گویم به یاد خواهید آورد. و کارم را به خدا مى‌سپارم؛ خداست که به [حال‌] بندگان [خود] بیناست.»///پس به زودى آنچه را براى شما مى‌گویم، به یاد خواهید آورد. و من کارم را به خدا وامى‌گذارم که او به [احوال] بندگانش بیناست.»///پس به زودی گفتارم را (هنگام پاداش عمل) متذکر می‌شوید و من کار خود به خدا وامی‌گذارم، که او کاملا بر احوال بندگان بیناست.///و زود باشد که آنچه [اینک‌] به شما می‌گویم به یاد آورید، و کارم را به خداوند واگذار می‌کنم، چرا که خداوند به احوال بندگانش بیناست‌///و بزودی آنچه را به شما می‌گویم به خاطر خواهید آورد! من کار خود را به خدا واگذارم که خداوند نسبت به بندگانش بیناست!»///زود است یاد آرید آنچه را به شما گویم و بگذارم کار خویش را به خدا که خدا به بندگان است بینا///«پس به زودی آنچه را به شما می‌گویم به یاد خواهید آورد و کارم را به خدا می‌سپارم‌؛ بی‌گمان خداست که به (حال) بندگان (خود) بسی بیناست.» quran_en_fa Then Allah saved him from (every) ill that they plotted (against him), but the burnt of the Penalty encompassed on all sides the People of Pharaoh. پس خدا او را از آسیب‌های آنچه بر ضد او نیرنگ می‌زدند، نگه داشت و عذاب سختی فرعونیان را احاطه کرد.///پس خدا او را از آسیب‌های آنچه بر ضد او نیرنگ می‌زدند، نگه داشت و عذاب سختی فرعونیان را احاطه کرد.///خدا او را از آسیب مکرى که برایش اندیشیده بودند، نگه داشت و آن عذاب ناگوار خاندان فرعون را در میان گرفت.///پس خدا او را از نقشه‌هاى سوء آنچه [برایش‌] اندیشیده بودند نگه داشت، و فرعونیان را عذاب سخت فرا گرفت///پس خدا او را از عواقب سوء آنچه نیرنگ مى‌کردند حمایت فرمود، و فرعونیان را عذاب سخت فرو گرفت.///پس خداوند او را از بدى‌هاى آنچه نیرنگ کردند، نگاه داشت. و عذاب سختى خاندان فرعون را فراگرفت.///(قوم به جای آنکه پند مؤمن آل فرعون را بشنوند قصد آزارش کردند) پس خدا از شر و مکر فرعونیان او را محفوظ داشت و عذاب سخت آل فرعون را فرا گرفت (و همه به دریای هلاک غرق شدند).///و خداوند او را از عواقب سوء نیرنگی که می‌ورزیدند، در امان داشت، و عذاب سهمگین آل فرعون را فرو گرفت‌///خداوند او را از نقشه‌های سوء آنها نگه داشت، و عذاب شدید بر آل فرعون وارد شد!///پس نگهداشتش خدا از بدیهای آنچه نیرنگ آوردند و فرود آمد به خاندان فرعون زشتی عذاب‌///پس خدا او را از پیامدهای بد آنچه نیرنگ می‌کردند نگه‌داشت و فرعونیان را بدی عذاب فرو گرفت. quran_en_fa In front of the Fire will they be brought, morning and evening: And (the sentence will be) on the Day that Judgment will be established: "Cast ye the People of Pharaoh into the severest Penalty!" [عذابشان] آتش است که صبح و شام بر آن عرضه می‌شوند، و روزی که قیامت برپا شود [ندا رسد:] فرعونیان را در سخت‌ترین عذاب در آورید.///[عذابشان] آتش است که صبح و شام بر آن عرضه می‌شوند، و روزی که قیامت برپا شود [ندا رسد:] فرعونیان را در سخت‌ترین عذاب در آورید.///آتش. هر صبح و شام بر آن عرضه شوند و روزى که قیامت برپا شود ندا دهند که خاندان فرعون را به سخت‌ترین عذابها درآورید.///هر صبح و شام بر آتش عرضه مى‌شوند، و روزى که رستاخیز برپا شود [فرمان مى‌رسد که:] فرعونیان را در سخت‌ترین عذاب داخل کنید/// [اینک هر] صبح و شام بر آتش عرضه مى‌شوند، و روزى که رستاخیز بر پا شود [فریاد مى‌رسد که:] «فرعونیان را در سخت‌ترین [انواع‌] عذاب درآورید.»///[عذاب فرعونیان] آتش است که هر صبح و شام، بر آن عرضه مى‌شوند. و روزى که رستاخیز برپا شود، [گفته می‌شود:] «فرعونیان را در سخت‌ترین عذاب وارد کنید!»///(اینک که در عالم برزخند) آنها صبح و شام بر آتش دوزخ عرضه می‌شوند، و چون روز قیامت بر پا شود (خطاب آید که) فرعونیان را به سخت‌ترین عذاب (جهنم) وارد کنید.///[یعنی‌] آتش دوزخ که بامدادان و شامگاهان ایشان را بر آن عرضه دارند و روزی که قیامت بر پا شود [گویند] آل فرعون را به [جایگاه‌] سهمگین‌ترین عذاب وارد کنید///عذاب آنها آتش است که هر صبح و شام بر آن عرضه می‌شوند؛ و روزی که قیامت برپا شود (می‌فرماید:) «آل فرعون را در سخت‌ترین عذابها وارد کنید!»///آتش عرض شوند بر آن بامدادان و شامگاه و روزی که بپا شود ساعت درآرید خاندان فرعون را به سخت‌ترین عذاب‌///(اینک هر) صبح و شام بر آتش نمایش داده می‌شوند و روزی که رستاخیز بر پا شود (فریاد می‌رسد که:) «فرعونیان را در سخت‌ترین (انواع) عذاب در آورید.» quran_en_fa Behold, they will dispute with each other in the Fire! The weak ones (who followed) will say to those who had been arrogant, "We but followed you: Can ye then take (on yourselves) from us some share of the Fire? و [یاد کن] هنگامی را که در آتش با یکدیگر نزاع و کشمکش می‌کنند، پس ضعیفان به مستکبران می‌گویند: ما [در دنیا] پیرو شما بودیم، آیا می‌توانید بخشی از این آتش را از ما دفع کنید؟///و [یاد کن] هنگامی را که در آتش با یکدیگر نزاع و کشمکش می‌کنند، پس ضعیفان به مستکبران می‌گویند: ما [در دنیا] پیرو شما بودیم، آیا می‌توانید بخشی از این آتش را از ما دفع کنید؟///و آنگاه در درون آتش با یکدیگر به مجادله برخیزند و ناتوانان به گردنکشان گویند که ما پیروان شما بودیم، آیا مى‌توانید اندکى از این آتشى که نصیب ما شده است بکاهید؟///و آن‌گاه که در آتش به مجادله برخیزند، ضعیفان به مستکبران گویند: ما پیرو شما بودیم آیا مى‌توانید مقدارى از این آتش را از ما دفع کنید///و آنگاه که در آتش شروع به آوردن حجت مى‌کنند، زیردستان به کسانى که گردنکش بودند، مى‌گویند: «ما پیرو شما بودیم؛ پس آیا مى‌توانید پاره‌اى از این آتش را از ما دفع کنید؟»///و [یاد کن] آن‌گاه که در آتش به بحث [و جدل] مى‌پردازند. زیردستان به کسانى که تکبر ورزیدند، می‌گویند: «ما پیرو شما بودیم. پس آیا [امروز] شما مى‌توانید بخشى از آتش را از ما دور کنید؟»///و (یاد آر) وقتی که در آتش دوزخ با هم به احتجاج و مجادله برآیند، ضعیفان ملت به پیشوایان گردنکش خود می‌گویند: ما (در دنیا) پیروی شما کردیم (که گمراه شدیم) آیا می‌توانید امروز شما هم به عوض آن از آتش عذاب ما بکاهید؟///و آنگاه که در آتش [دوزخ‌] با یکدیگر بگو مگو می‌کنند، ناتوانان به مستکبران می‌گویند ما پیرو شما بودیم، پس آیا شما باز دارنده بخشی از آتش [دوزخ‌] از ما هستید؟///به خاطر بیاور هنگامی را که در آتش دوزخ با هم محاجه می‌کنند؛ ضعیفان به مستکبران می‌گویند: «ما پیرو شما بودیم، آیا شما (امروز) سهمی از آتش را بجای ما پذیرا می‌شوید؟!»///و گاهی که پرخاش کنند در آتش پس گویند ناتوانان بدانان که کبر ورزیدند که ما بودیم شما را پیروانی آیا شمائید بی‌نیازکنندگان از ما بهره‌ای را از آتش‌///و آن‌گاه که در آتش با یکدیگر محاجه و نزاع می‌کنند، مستضعفان به مستکبران می‌گویند: «ما همواره پیرو شما بوده‌ایم، پس آیا می‌توانید بخشی از این آتش را از ما برگیرید؟» quran_en_fa Those who had been arrogant will say: "We are all in this (Fire)! Truly, Allah has judged between (his) Servants!" مستکبران می‌گویند: هم اکنون همه ما در آتش هستیم، بی تردید خدا [به عدالت و انصاف] میان بندگان داوری کرده است.///مستکبران می‌گویند: هم اکنون همه ما در آتش هستیم، بی تردید خدا [به عدالت و انصاف] میان بندگان داوری کرده است.///آنان که سرکشى کرده بودند مى‌گویند: همه ما در آتشیم. و خداست که میان بندگانش داورى کرده است.///کسانى که گردنکشى مى‌کردند، گویند: [اکنون‌] همه ما در آتشیم. همانا خدا میان بندگان [خود] داورى کرده است///کسانى که گردنکشى مى‌کردند، مى‌گویند: «[اکنون‌] همه ما در آن هستیم. خداست که میان بندگان [خود] داورى کرده است.»///کسانى که تکبر مى‌ورزیدند، [در پاسخ] می‌گویند: «[اکنون‌] ما همگى در آتش هستیم، زیرا خداوند میان بندگانش [به عدالت] داورى کرده است.»///پیشوایان متکبر پاسخ دهند که ما و شما همه باید در آتش دوزخ (یکسان معذب) باشیم، که خدا میان بندگان البته (به عدل) حکم فرموده است.///مستکبران گویند همه ما در آن هستیم، به راستی که خداوند در میان بندگان داوری کرده است‌///مستکبران می‌گویند: «ما همگی در آن هستیم، زیرا خداوند در میان بندگانش (بعدالت) حکم کرده است!»///گفتند آنان که کبر ورزیدند مائیم همگی در آن همانا خدا حکومت کرد میان بندگان‌///کسانی که گردنکشی کردند، گفتند: «(اکنون) همه‌ی ما در آن (آتش) می‌باشیم. خدا بی‌گمان میان بندگان (خود) داوری کرده است.» quran_en_fa Those in the Fire will say to the Keepers of Hell: "Pray to your Lord to lighten us the Penalty for a day (at least)!" و آنان که در آتش اند، به نگهبانان دوزخ می‌گویند: از پروردگارتان بخواهید که یک روز بخشی از عذاب را از ما سبک کند.///و آنان که در آتش اند، به نگهبانان دوزخ می‌گویند: از پروردگارتان بخواهید که یک روز بخشی از عذاب را از ما سبک کند.///و آنان که در آتشند به نگهبانان جهنم مى‌گویند: از پروردگارتان بخواهید تا یک روز از عذاب ما بکاهد.///و کسانى که در آتشند، به نگاهبانان جهنم گویند: پروردگارتان را بخوانید تا یک روز از این عذاب را به ما تخفیف دهد///و کسانى که در آتشند، به نگهبانان جهنم مى‌گویند: «پروردگارتان را بخوانید تا یک روز از این عذاب را به ما تخفیف دهد.»///و کسانى که در دوزخند، به نگهبانان دوزخ می‌گویند: «از پروردگارتان بخواهید که یک روز از عذاب ما بکاهد.»///و اهل دوزخ به خازنان جهنم گویند: از خدای خود بخواهید که روزی عذاب ما را تخفیف دهد.///و دوزخیان به نگهبانان گویند از پروردگارتان بخواهید که روزی از [روزهای‌] عذاب ما را کاهش دهد///و آنها که در آتشند به مأموران دوزخ می‌گویند: «از پروردگارتان بخواهید یک روز عذاب را از ما بردارد!»///و گفتند آنان که در آتشند به نگهبانان دوزخ بخوانید پروردگار خویش را بکاهد از ما روزی را از عذاب‌///و کسانی که در آتش‌اند، به نگهبانان جهنم گفتند: «پروردگارتان را بخوانید تا زمانی اندک از این عذاب را از ما تخفیف دهد.» quran_en_fa They will say: "Did there not come to you your messengers with Clear Signs?" They will say, "Yes". They will reply, "Then pray (as ye like)! But the prayer of those without Faith is nothing but (futile wandering) in (mazes of) error!" [نگهبانان] می‌گویند: آیا پیامبرانتان دلایل روشن برای شما نیاوردند؟ می‌گویند: چرا آوردند. می‌گویند: پس [هر اندازه که می‌خواهید خدا را] بخوانید، ولی دعای کافران جز در بیراهه و گمراهی نیست.///[نگهبانان] می‌گویند: آیا پیامبرانتان دلایل روشن برای شما نیاوردند؟ می‌گویند: چرا آوردند. می‌گویند: پس [هر اندازه که می‌خواهید خدا را] بخوانید، ولی دعای کافران جز در بیراهه و گمراهی نیست.///مى‌گویند: آیا پیامبرانتان با دلایل روشن نزد شما نیامده بودند؟ مى گویند: بلى. مى‌گویند: پس دعا کنید. و دعاى کافران جز آنکه تباه شود هیچ نخواهد بود.///گویند: مگر پیامبرانتان دلایل روشن برایتان نیاوردند؟ گویند: چرا. گویند: پس بخوانید که دعاى کافران جز در بیراهه نیست [و به جایى نمى‌رسد]///مى‌گویند: «مگر پیامبرانتان دلایل روشن به سوى شما نیاوردند؟» مى‌گویند: «چرا.» مى‌گویند: «پس بخوانید. و [لى‌] دعاى کافران جز در بیراهه نیست.»///[نگهبانان دوزخ در پاسخ] می‌گویند: «آیا پیامبرانتان دلایل روشن برای شما نیاوردند؟!» مى‌گویند: «چرا!» می‌گویند: «پس [خدا را] بخوانید، و دعا کنید. ولى دعاى کافران در گمراهى است. [و به اجابت نمی‌رسد.]»///آنها پاسخ دهند که آیا پیغمبران شما با معجزات و ادله روشن برای (هدایت) شما نیامدند؟ دوزخیان گویند: آری آمدند (ما پیروی آنان نکردیم و بدین روز سیاه افتادیم). پس خازنان جهنم گویند: اینک هر چه می‌خواهید دعا (و ناله) کنید، که دعای کافران جز در ضلالت (و زیان) نخواهد بود.///گویند آیا چنین نبود که پیامبرانتان معجزاتی برایتان آوردند؟ گفتند چرا [نگهبانان‌] گویند پس دعا کنید، و دعای کافران جز در تباهی نیست‌///آنها می‌گویند: «آیا پیامبران شما دلایل روشن برایتان نیاوردند؟!» می‌گویند: «آری!» آنها می‌گویند: «پس هر چه می‌خواهید (خدا را) بخوانید؛ ولی دعای کافران (به جایی نمی‌رسد و) جز در ضلالت نیست!»///گفتند آیا نبود آنکه بیاید شما را پیغمبرانتان به نشانیها گفتند بلی گفتند پس بخوانید که نیست خواندن کافران جز در گمراهی‌///گفتند: «و مگر پیامبرانتان با نشانه‌ها (ی روشن) فراسویتان نمی‌آمدند؟» گفتند: «چرا.» گفتند: «پس بخواهید. و درخواست کافران جز در (ژرفای) گمراهی نیست.» quran_en_fa We will, without doubt, help our messengers and those who believe, (both) in this world's life and on the Day when the Witnesses will stand forth,- بی تردید ما پیامبران خود و مؤمنان را در زندگی دنیا و روزی که گواهان [برای گواهی دادن] به پا ایستند، یاری می‌کنیم.///بی تردید ما پیامبران خود و مؤمنان را در زندگی دنیا و روزی که گواهان [برای گواهی دادن] به پا ایستند، یاری می‌کنیم.///ما پیامبرانمان و مؤمنان را در زندگى دنیا و در روز قیامت که شاهدان براى شهادت بر پاى مى‌ایستند، یارى مى‌کنیم.///بى‌تردید ما فرستادگان خود و کسانى را که ایمان آوردند، در زندگى دنیا و روزى که شاهدان [براى شهادت‌] بر مى‌خیزند، یارى مى‌کنیم///در حقیقت، ما فرستادگان خود و کسانى را که گرویده‌اند، در زندگى دنیا و روزى که گواهان برپاى مى‌ایستند قطعا یارى مى‌کنیم؛///ما پیامبران خود، و کسانى را که ایمان آورده‌اند، هم در زندگى دنیا، و هم روزى که گواهان برمى‌خیزند، یارى مى‌کنیم.///ما (که خدای تواناییم) البته رسولان خود و اهل ایمان را هم در دنیا ظفر و نصرت می‌دهیم و هم روز قیامت که گواهان (اعمال نیک و بد) به شهادت برخیزند (مؤمنان را به مقامات بهشتی پاداش می‌دهیم).///ما پیامبرانمان و مؤمنان را در زندگانی دنیا و روزی که شاهدان به شهادت برخیزند، یاری می‌کنیم‌///ما به یقین پیامبران خود و کسانی را که ایمان آورده‌اند، در زندگی دنیا و (در آخرت) روزی که گواهان به پا می‌خیزند یاری می‌دهیم!///ما هر آینه یاری می‌کنیم فرستادگان خویش را و آنان را که ایمان آوردند در زندگانی دنیا و روزی که بپا شوند گواهان‌///همانا ما فرستادگان خود و کسانی را که گرویده‌اند، در زندگی دنیا و روزی که گواهان بر پای می‌ایستند به‌راستی یاری می‌کنیم. quran_en_fa The Day when no profit will it be to Wrong-doers to present their excuses, but they will (only) have the Curse and the Home of Misery. همان روزی که عذرخواهی ستمکاران سودشان ندهد و برای آنان لعنت خدا و سرای سخت و بدی است.///همان روزی که عذرخواهی ستمکاران سودشان ندهد و برای آنان لعنت خدا و سرای سخت و بدی است.///در روزى که ستمکاران را پوزش خواستن سود ندهد و نصیب آنها لعنت است و آن سراى بد.///روزى که ستمگران را معذرتشان سود نمى‌دهد، و براى آنان لعنت است، و برایشان بد فرجامى آن سراست/// [همان‌] روزى که ستمگران را پوزش‌طلبى‌شان سود نمى‌دهد، و براى آنان لعنت است، و برایشان بدفرجامى آن سراى است.///روزى که عذرخواهى ستمگران سودشان ندهد. لعن و نفرین براى آنان است، و جایگاهشان، سراى بد.///در آن روز ستمکاران را (پشیمانی و) عذرخواهی سود ندهد و بر آنها خشم و لعن و منزلگاه بد (جهنم) مهیاست.///روزی که برای ستمکاران [مشرک‌] عذرخواهیشان سود ندهد، و لعنت و بد فرجامی نصیب آنان باشد///روزی که عذرخواهی ظالمان سودی به حالشان نمی‌بخشد؛ و لعنت خدا برای آنها، و خانه (و جایگاه) بد نیز برای آنان است.///روزی که سود ندهد ستمگران را بهانه‌جستن ایشان و ایشان را است لعنت و ایشان را است بدی آن سرای‌///(همان) روزی که ستمگران را پوزششان سودی ندهد و برای آنان تنها لعنت است و برایشان بدی آن سراست‌. quran_en_fa We did aforetime give Moses the (Book of) Guidance, and We gave the book in inheritance to the Children of Israel,- محققا ما به موسی هدایت عطا کردیم و کتاب [تورات] را به بنی اسرائیل به میراث دادیم؛///محققا ما به موسی هدایت عطا کردیم و کتاب [تورات] را به بنی اسرائیل به میراث دادیم؛///ما به موسى مرتبه هدایت دادیم و آن کتاب را به بنى‌اسرائیل میراث دادیم.///و همانا موسى را هدایت دادیم و بنى اسرائیل را وارث کتاب [تورات‌] نمودیم///و قطعا موسى را هدایت دادیم، و به فرزندان اسرائیل تورات را به میراث نهادیم؛///و همانا ما به موسى هدایت دادیم. و به بنى‌اسرائیل کتاب آسمانى [تورات] را به میراث دادیم.///و همانا ما به موسی مقام هدایت عطا کردیم و بنی اسرائیل (قوم او) را وارث کتاب (بزرگ تورات) گردانیدیم.///و به راستی به موسی رهنمود بخشیدیم و به بنی‌اسرائیل کتاب آسمانی به میراث دادیم‌///و ما به موسی هدایت بخشیدیم، و بنی اسرائیل را وارثان کتاب (تورات) قرار دادیم.///و همانا دادیم به موسی رهبری را و ارث دادیم به بنی‌اسرائیل کتاب را///همانا موسی را هدایت دادیم و به فرزندان اسرائیل تورات را به میراث نهادیم. quran_en_fa A Guide and a Message to men of Understanding. کتابی که [سراسر] برای خردمندان مایه هدایت و تذکر است.///کتابی که [سراسر] برای خردمندان مایه هدایت و تذکر است.///کتابى که خود هدایت است و براى خردمندان اندرز.///که رهنمود و یاد کردى براى خردمندان است/// [که‌] رهنمود و یادکردى براى خردمندان است.///[که] مایه‌ى هدایت و پند براى خردمندان است.///تا آن قوم هدایت یابند و خردمندان پند گیرند.///که رهنمود و پندآموز خردمندان است‌///کتابی که مایه هدایت و تذکر برای صاحبان عقل بود!///هدایت و یادآوریی برای دارندگان خردها///حال آنکه رهنمود و یادواره‌ای برای خردمندان ویژه است. quran_en_fa Patiently, then, persevere: for the Promise of Allah is true: and ask forgiveness for thy fault, and celebrate the Praises of thy Lord in the evening and in the morning. پس [چنان که موسی بر آزار بنی اسرائیل شکیبایی ورزید، تو هم بر آزار دشمنان] شکیبا باش، بی تردید وعده خدا حق است، و از میان رفتن [توطئه‌ها و موانعی که به وسیله دشمنان در راه پیشرفت دعوتت به اسلام برای تو ایجاد شده]، از خدا بخواه، و پروردگارت را شب و صبح همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی.///پس [چنان که موسی بر آزار بنی اسرائیل شکیبایی ورزید، تو هم بر آزار دشمنان] شکیبا باش، بی تردید وعده خدا حق است، و از میان رفتن [توطئه‌ها و موانعی که به وسیله دشمنان در راه پیشرفت دعوتت به اسلام برای تو ایجاد شده]، از خدا بخواه، و پروردگارت را شب و صبح همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی.///صبر کن که وعده خدا حق است. براى گناهت آمرزش بخواه و هر شامگاه و بامداد، به ستایش پروردگارت تسبیح بگوى.///پس صبر کن که وعده‌ى خدا حق است، و براى گناهت آمرزش بخواه و با ستایش پروردگارت، شامگاهان و بامدادان تسبیح گوى///پس صبر کن که وعده خدا حق است و براى گناهت آمرزش بخواه و به سپاس پروردگارت، شامگاهان و بامدادان ستایشگر باش.///پس [ای پیامبر! بر آزار دشمنان] شکیبا باش که وعده‌هاى خداوند راستین است. و براى گناهت آمرزش بخواه. و شامگاهان و بامدادان، سپاسگزارانه پروردگارت را تسبیح کن.///پس (ای رسول ما، بر آزار امت) صبر کن که البته وعده (ثواب و عقاب) خدا حق است و بر گناه خود از خدا آمرزش طلب کن (یعنی بر گناه امت نادان از درگاه خدا آمرزش خواه) و صبح و شام به تسبیح و ذکر و ستایش پروردگار خود پرداز.///پس شکیبایی پیشه کن، که وعده الهی حق است و برای گناهت آمرزش بخواه و شامگاهان و بامدادان سپاسگزارانه پروردگارت را تسبیح گوی‌///پس (ای پیامبر!) صبر و شکیبایی پیشه کن که وعده خدا حق است، و برای گناهت استغفار کن، و هر صبح و شام تسبیح و حمد پروردگارت را بجا آور!///پس شکیبا شو که وعده خدا است حق و آمرزش خواه برای گناه خویش و تسبیح گوی به سپاس پروردگار خود شامگاهان و بامداد///پس صبر کن که به‌راستی وعده‌ی خدا حق (و) پای برجا است و برای کار دنباله‌دارت پوشش بخواه و به سپاس پروردگارت، شامگاهان و بامدادان ستایشگر باش. quran_en_fa Those who dispute about the signs of Allah without any authority bestowed on them,- there is nothing in their breasts but (the quest of) greatness, which they shall never attain to: seek refuge, then, in Allah: It is He Who hears and sees (all things). بی تردید آنان که در آیات خدا بی آنکه دلیلی برای آنان آمده باشد، مجادله و ستیزه می‌کنند و در سینه هایشان جز کبر و بزرگ نمایی نیست به آن [بزرگی و عزت و سلطنتی که در آرزویش هستند] نمی‌رسند؛ پس به خدا پناه ببر؛ زیرا او شنوا و بیناست.///بی تردید آنان که در آیات خدا بی آنکه دلیلی برای آنان آمده باشد، مجادله و ستیزه می‌کنند و در سینه هایشان جز کبر و بزرگ نمایی نیست به آن [بزرگی و عزت و سلطنتی که در آرزویش هستند] نمی‌رسند؛ پس به خدا پناه ببر؛ زیرا او شنوا و بیناست.///آنان که بى‌هیچ حجتى که از آسمان آمده باشد درباره آیات خدا مجادله مى‌کنند، در دلشان جز هواى بزرگى نیست؛ ولى به آن نخواهند رسید. پس به خدا پناه ببر که او شنوا و بیناست.///به راستى آنان که در باره‌ى آیات خدا- بى‌آن که حجتى برایشان آمده باشد- به مجادله بر مى‌خیزند، در دل‌هایشان جز تکبر و نخوت نیست که به [خواسته خود] نخواهند رسید. پس به خدا پناه ببر، که او خود شنواى بیناست///در حقیقت، آنان که در باره نشانه‌هاى خدا -بى‌آنکه حجتى برایشان آمده باشد- به مجادله برمى‌خیزند در دلهایشان جز بزرگنمایى نیست [و] آنان به آن [بزرگى که آرزویش را دارند] نخواهند رسید. پس به خدا پناه جوى، زیرا او خود شنواى بیناست.///کسانى که در آیات خداوند بى­آنکه برهانى برایشان آمده باشد، ستیز و مجادله مى‌کنند، در سینه‌هایشان جز خودبزرگ‌بینى نیست که به آن نخواهند رسید، [و از مجادله خود نتیجه نخواهند گرفت.] پس به خدا پناه ببر که بى‌شک او شنواى بیناست.///آنان که در آیات خدا بی‌هیچ حجت و برهان که آنان را آمده باشد راه انکار و جدل پیمایند جز تکبر و نخوت (و قصد ریاست) چیزی در دل ندارند که به آرزوی دل هم آخر نخواهند رسید، پس تو (از شر و فتنه آنها) پناه به درگاه خدا بر، که خدا شنوا و بیناست.///کسانی که بدون حجتی که بر ایشان آمده باشد، در آیات الهی مجادله می‌کنند، در دلهایشان جز خود بزرگ‌بینی نیست، که به آن نایل نشوند، پس بر خداوند پناه ببر، که او شنوای بیناست‌///کسانی که در آیات خداوند بدون دلیلی که برای آنها آمده باشد ستیزه‌جویی می‌کنند، در سینه‌هایشان فقط تکبر (و غرور) است، و هرگز به خواسته خود نخواهند رسید، پس به خدا پناه بر که او شنوا و بیناست!///همانا آنان که می‌ستیزند در آیتهای خدا نه به فرمانروائیی که آمدستشان نیست در سینه‌های آنان جز کبرورزی که نیستند بدان رسیده پس پناه بر به خدا که او است شنوای بینا///بی‌گمان آنان که درباره‌ی نشانه‌های خدا - بی آنکه حجتی برایشان آمده باشد - به مجادله بر می‌خیزند، در دل‌هایشان بجز خودبزرگ‌بینی (خیالی) چیزی نیست، که هرگز به آن رسنده نیستند. پس به خدا پناه جوی (که) همانا، (هم) او بس شنوای بسیار بیناست. quran_en_fa Assuredly the creation of the heavens and the earth is a greater (matter) than the creation of men: Yet most men understand not. همانا آفرینش آسمان‌ها و زمین از آفرینش انسان مهم‌تر است، ولی بیشتر مردم [به حقایق] معرفت و آگاهی ندارند.///همانا آفرینش آسمان‌ها و زمین از آفرینش انسان مهم‌تر است، ولی بیشتر مردم [به حقایق] معرفت و آگاهی ندارند.///آفرینش آسمان و زمین از آفرینش مردم بزرگتر است، ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///قطعا آفرینش آسمان‌ها و زمین از آفرینش مردم بزرگ‌تر [و دشوارتر] است، ولى بیشتر مردم نمى‌دانند///قطعا آفرینش آسمانها و زمین بزرگتر [و شکوهمندتر] از آفرینش مردم است، ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///قطعا آفرینش آسمان‌ها و زمین از آفرینش مردم بزرگ‌تر [و مهم‌تر] است؛ ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///البته خلقت آسمانها و زمین بسیار بزرگتر و مهمتر از خلقت بشر است و لیکن اکثر مردم این معنا را درک نمی‌کنند.///بی‌گمان آفرینش آسمانها و زمین از آفرینش انسانها بزرگتر است، ولی بیشترینه مردم نمی‌دانند///آفرینش آسمانها و زمین از آفرینش انسانها مهمتر است، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.///همانا آفرینش آسمانها و زمین بزرگتر است از آفرینش مردم و لیکن بیشتر مردم نمی‌دانند///همواره آفرینش آسمان‌ها و زمین بزرگتر از آفرینش مردم است، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند. quran_en_fa Not equal are the blind and those who (clearly) see: Nor are (equal) those who believe and work deeds of righteousness, and those who do evil. Little do ye learn by admonition! و بینا و نابینا، یکسان نیستند و [نیز] آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند با [مردم] بدکار برابر نمی‌باشند. اندکی متذکر [این حقایق] می‌شوید.///و بینا و نابینا، یکسان نیستند و [نیز] آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند با [مردم] بدکار برابر نمی‌باشند. اندکی متذکر [این حقایق] می‌شوید.///نابینا و بینا برابر نیستند. نیز آنهایى که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند با زشتکاران یکسان نباشند. چه اندک پند مى‌پذیرید.///و کور و بینا یکسان نیستند، و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند با بدکاران [برابر] نیستند، [ولى‌] اندکى پند مى‌پذیرید///و نابینا و بینا یکسان نیستند، و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند [نیز] با [مردم‌] بدکار [یکسان‌] نیستند؛ چه اندک پند مى‌پذیرید.///نابینا و بینا یکسان نیستند. و کسانى هم که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کرده‌اند، با [مردم] بدکار برابر نیستند. چه کم پند مى‌پذیرید.///و هرگز (جاهل) نابینا و شخص (عالم) بینا یکسان نیستند و هم آنان که ایمان آورده و نیکوکار شدند (نزد خدا) با (کافران) بدکردار مساوی (در درجات آخرت) نیستند، لیکن بسیار کم این حقیقت را متذکر می‌شوید.///و نابینا و بینا برابر نیستند، همچنین کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و بدکرداران هم [برابر نیستند]، چه اندک پند می‌گیرید///هرگز نابینا و بینا یکسان نیستند؛ همچنین کسانی که ایمان آورده، و اعمال صالح انجام داده‌اند با بدکاران یکسان نخواهند بود؛ اما کمتر متذکر می‌شوید!///و یکسان نیستند کور و بینا و آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند و نه بدکار به کمی یادآور شوید///و نابینایان و بینایان یکسان نیستند، و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند (یکسان) نیستند و نه بزه‌کاران. چه اندک یاد می‌کنید. quran_en_fa The Hour will certainly come: Therein is no doubt: Yet most men believe not. یقینا قیامت آمدنی است، هیچ تردیدی در آن نیست، ولی بیشتر مردم [به سبب تکبر و غرور] ایمان نمی‌آورند.///یقینا قیامت آمدنی است، هیچ تردیدی در آن نیست، ولی بیشتر مردم [به سبب تکبر و غرور] ایمان نمی‌آورند.///قیامت مى‌آید و در آن تردیدى نیست، ولى بیشتر مردم ایمان نمى‌آورند.///بى‌گمان رستاخیز آمدنى است و در آن تردیدى نیست، ولى بیشتر مردم ایمان نمى‌آورند///در حقیقت، رستاخیز قطعا آمدنى است؛ در آن تردیدى نیست، ولى بیشتر مردم ایمان نمى‌آورند.///حتما قیامت آمدنى است. شکى در آن نیست، ولى بیشتر مردم ایمان نمى‌آورند.///البته ساعت قیامت بی‌هیچ شک می‌آید و لیکن بیشتر مردم (تا ساعت مرگ به آن) ایمان نمی‌آورند.///بی‌گمان قیامت آمدنی است و شکی در آن نیست، ولی بیشترینه مردم باور نمی‌دارند///روز قیامت به یقین آمدنی است، و شکی در آن نیست؛ ولی اکثر مردم ایمان نمی‌آورند!///همانا ساعت آینده است نیست شکی در آن و لیکن بیشتر مردم نمی‌گروند///بی‌چون ساعت (رستاخیز) به‌راستی آمدنی است (و) در آن شکی مستند نیست، ولی بیشتر مردمان ایمان نمی‌آورند. quran_en_fa And your Lord says: "Call on Me; I will answer your (Prayer): but those who are too arrogant to serve Me will surely find themselves in Hell - in humiliation!" و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، آنان که از عبادت من تکبر ورزند، به زودی خوار و رسوا به دوزخ درآیند.///و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، آنان که از عبادت من تکبر ورزند، به زودی خوار و رسوا به دوزخ درآیند.///پروردگارتان گفت: بخوانید مرا تا شما را پاسخ گویم. آنهایى که از پرستش من سرکشى مى‌کنند زودا که در عین خوارى به جهنم درآیند.///و پروردگارتان گفته است: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم. بى‌تردید کسانى که از پرستش من تکبر مى‌ورزند زودا که سر افکنده وارد دوزخ شوند///و پروردگارتان فرمود: «مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم. در حقیقت، کسانى که از پرستش من کبر مى‌ورزند به زودى خوار در دوزخ درمى‌آیند.»///و پروردگارتان فرمود: «مرا بخوانید تا براى شما اجابت کنم. کسانى که از بندگی من سر باز می‌زنند و تکبر مى‌ورزند، به زودى با سرافکندگى وارد دوزخ مى‌شوند.»///و خدای شما فرمود که مرا با (خلوص دل) بخوانید تا دعای شما مستجاب کنم. آنان که از (دعا و) عبادت من اعراض و سرکشی کنند زود با ذلت و خواری در دوزخ شوند.///و پروردگارت گوید مرا به دعا بخوانید تا برایتان اجابت کنم، بی‌گمان کسانی که از عبادت من استکبار می‌ورزند، زودا که به خواری و زاری وارد دوزخ شوند///پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانید تا (دعای) شما را بپذیرم! کسانی که از عبادت من تکبر می‌ورزند به زودی با ذلت وارد دوزخ می‌شوند!»///و گفت پروردگار شما بخوانیدم می‌پذیرم برای شما همانا آنان که سرپیچند از پرستش من زود است درآیند دوزخ را سرافکندگان‌///و پروردگارتان فرمود: «مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم. در حقیقت، کسانی که از پرستشم کبر می‌ورزند، به زودی در دوزخ به خواری در آیند.» quran_en_fa It is Allah Who has made the Night for you, that ye may rest therein, and the days as that which helps (you) to see. Verily Allah is full of Grace and Bounty to men: yet most men give no thanks. خداست که شب را برای شما پدید آورد تا در آن بیارامید، و روز را روشن و بینش بخش قرار داد [تا در آن به کارهای لازم بپردازید]؛ بی تردید خدا نسبت به مردم دارای فضل و احسان است، ولی بیشتر مردم سپاس گزاری نمی‌کنند.///خداست که شب را برای شما پدید آورد تا در آن بیارامید، و روز را روشن و بینش بخش قرار داد [تا در آن به کارهای لازم بپردازید]؛ بی تردید خدا نسبت به مردم دارای فضل و احسان است، ولی بیشتر مردم سپاس گزاری نمی‌کنند.///خداست آن که شب را برایتان پدید آورد تا در آن بیارامید و روز را روشنایى بخشید. خدا فضل خویش به مردم ارزانى مى‌دارد. ولى بیشتر مردم سپاسگزار نیستند.///خدا کسى است که شب را براى شما پدید آورد تا در آن آرام گیرید، و روز را روشن ساخت. آرى خدا بر مردم بسیار صاحب تفضل است، ولى بیشتر مردم سپاس نمى‌گزارند///خدا [همان‌] کسى است که شب را براى شما پدید آورد تا در آن آرام گیرید، و روز را روشنى‌بخش [قرار داد]. آرى، خدا بر مردم بسیار صاحب‌تفضل است، ولى بیشتر مردم سپاس نمى‌دارند.///خداوند کسى است که شب را براى شما قرار داد تا در آن آرام گیرید، و روز را [براى کار و تلاش] روشنى‌بخش ساخت. خداوند نسبت به مردم لطف بسیار دارد؛ ولى بیشتر مردم شکرگزارى نمى‌کنند.///خداست آن که شب تار را برای آسایش و استراحت شما قرار داده و روز را (برای کسب و کار شما به چراغ خورشید) روشن گردانید، که خدا را در حق مردمان فضل و احسان است و لیکن اکثر مردم شکر (نعمتش) به جا نمی‌آرند.///خداوند کسی است که شب را برای شما آفرید تا در آن آرام گیرید و روز را چشم‌اندازی روشن ساخت، بی‌گمان خداوند بر مردمان بخشش و بخشایش دارد، ولی بیشترینه مردم سپاس نمی‌گزارند///خداوند کسی است که شب را برای شما آفرید تا در آن بیاسایید، و روز را روشنی‌بخش قرار داد؛ خداوند نسبت به مردم صاحب فضل و کرم است؛ ولی بیشتر مردم شکرگزاری نمی‌کنند!///خدا است آنکه نهاد برای شما شب را تا بیارمید در آن و روز را بینا همانا خدا دارای فضل است بر مردم و لیکن بیشتر مردم سپاس نگزارند///خداست که شب را برایتان پدید آورد، تا در آن آرام گیرید و روز را بینایی‌بخش (قرار داد). همانا خدا بر (سرو سامان) مردمان، بسیار صاحب فضیلت است ولی بیشتر مردم سپاس نمی‌دارند. quran_en_fa Such is Allah, your Lord, the Creator of all things, there is no god but He: Then how ye are deluded away from the Truth! این است خدا پروردگار شما که آفریننده هر چیزی است، هیچ معبودی جز او نیست، پس چگونه [از حق] منصرفتان می‌کنند؟///این است خدا پروردگار شما که آفریننده هر چیزی است، هیچ معبودی جز او نیست، پس چگونه [از حق] منصرفتان می‌کنند؟///این است خداى یکتا پروردگار شما، آفریدگار هر چیزى. خدایى جز او نیست. پس چگونه از حق منحرفتان مى‌کنند؟///این است خداوند [یکتا]، پروردگار شما [که‌] آفریننده‌ى هر چیزى است [و] خدایى جز او نیست. پس چگونه [از او] بازگردانده مى‌شوید///این است خدا، پروردگار شما [که‌] آفریننده هر چیزى است: خدایى جز او نیست. پس چگونه [از او] بازگردانیده مى‌شوید؟///این است خداوندى که پروردگار شما و آفریدگار هر چیز است. معبودى جز او نیست. پس چگونه [از راه حق] بازگردانده مى‌شوید؟///همان خدا پروردگار شما آفریننده همه موجودات عالم است، جز او هیچ خدایی نیست، پس (ای بندگان) از درگاه یگانه معبود حق به کجا بازگردانیده (و فریفته معبودان باطل) می‌شوید؟///چنین است خداوند، پروردگارتان، که آفریننده همه چیز است، خدایی جز او نیست، پس چگونه به بیراهه می‌روید؟///این است خداوند، پروردگار شما که آفریننده همه چیز است؛ هیچ معبودی جز او نیست؛ با این حال چگونه از راه حق منحرف می‌شوید؟!///این است خدا پروردگار شما آفریدگار همه چیز نیست خدائی جز او پس کجا به دروغ رانده شوید///این است خدا، پروردگار شما (که) آفریننده‌ی هر چیزی است. خدایی جز او نیست. پس چگونه و چه زمانی (از او) به دروغ باز گردانیده می‌شوید؟ quran_en_fa Thus are deluded those who are wont to reject the Signs of Allah. این گونه [که شما منحرف می‌شوید] آنان که همواره آیات خدا را انکار می‌کردند، منحرف می‌شوند.///این گونه [که شما منحرف می‌شوید] آنان که همواره آیات خدا را انکار می‌کردند، منحرف می‌شوند.///همچنین، آنان که آیات خدا را انکار مى‌کنند، از ایمان روى برمى‌گردانند.///کسانى که آیات خدا را انکار مى‌کردند، این گونه به انحراف کشیده مى‌شوند///کسانى که نشانه‌هاى خدا را انکار مى‌کردند، این گونه [از خدا] رویگردان مى‌شوند.///این گونه، کسانى که آیات خدا را انکار می‌کردند، به بیراهه کشیده مى‌شوند.///آنان که آیات (و رسل) الهی را انکار کردند هم این گونه (از بندگی حق) باز گردانیده (و مغرور معبودان باطل) می‌شوند.///بدین‌سان کسانی که به آیات الهی انکار ورزیدند، به بیراهه افتادند///اینچنین کسانی که آیات خدا را انکار می‌کردند (از راه راست) منحرف می‌شوند!///چنین به دروغ رانده شدند آنان که بودند آیتهای خدا را انکار می‌کردند///کسانی که نشانه‌های خدا را انکار (و انگار) می‌کرده‌اند این‌گونه (از خدا) رویگردان می‌شوند. quran_en_fa It is Allah Who has made for you the earth as a resting place, and the sky as a canopy, and has given you shape- and made your shapes beautiful,- and has provided for you Sustenance, of things pure and good;- such is Allah your Lord. So Glory to Allah, the Lord of the Worlds! خداست که زمین را برای شما جایگاه امن و آسایش آفرید، و آسمان را بنایی [محکم و استوار] ساخت، و شما را صورتگری کرد و صورت هایتان را نیکو گردانید، و از چیزهای پاکیزه [ای که با طبیعت شما هماهنگ است] به شما روزی داد. این است خدا پروردگار شما، پربرکت است خدا پروردگار جهانیان.///خداست که زمین را برای شما جایگاه امن و آسایش آفرید، و آسمان را بنایی [محکم و استوار] ساخت، و شما را صورتگری کرد و صورت هایتان را نیکو گردانید، و از چیزهای پاکیزه [ای که با طبیعت شما هماهنگ است] به شما روزی داد. این است خدا پروردگار شما، پربرکت است خدا پروردگار جهانیان.///خداست که زمین را قرارگاه شما ساخت و آسمان را چون بنایى بیفراشت. و شما را صورت بخشید، و صورتهایتان را نیکو ساخت. و از چیزهاى پاکیزه و خوش روزیتان داد. این است خداى یکتا پروردگار شما. برتر و بزرگوار است خدا آن پروردگار جهانیان.///خدا کسى است که زمین را براى شما قرارگاه ساخت و آسمان را بنایى [گردانید] و شما را صورتگرى کرد و صورت‌هاى شما را نیکو نمود و از چیزهاى پاکیزه به شما روزى داد. این است خداوند یکتا، پروردگار شما! پرخیر و پاینده است خداوند، پروردگار جهانیان///خدا [همان‌] کسى است که زمین را براى شما قرارگاه ساخت و آسمان را بنایى [گردانید] و شما را صورتگرى کرد و صورتهاى شما را نیکو نمود و از چیزهاى پاکیزه به شما روزى داد. این است خدا پروردگار شما! بلندمرتبه و بزرگ است خدا، پروردگار جهانیان.///خداوند کسى است که زمین را آسایشگاه و آسمان را سر پناه شما قرار داد. و شما را صورت‌گرى کرد، پس چهره‌هایتان را نیکو نگاشت. و از پاکیزه‌ها به شما روزى داد. این است خدایى که پروردگار شماست، پس پربرکت و بلندمرتبه است خدایى که پروردگار جهانیان است.///خداست آن که زمین را آرامگاه شما قرار داد و آسمان را (کاخی رفیع) برافراشت و شما را به نیکوترین صورتها بیافرید و از غذاهای لذیذ خوش به شما روزی داد، این خدا پروردگار شماست، زهی برتر و بزرگوار است خدای یکتا پروردگار عالمیان.///خداوند کسی است که زمین را آرامشگاه و آسمان را سرپناه شما قرار داد، و شما را نقشبندی کرد و شکلهای شما را نیکو پرداخت و شما را از پاکیزه‌ها روزی داد، چنین است خداوند، پروردگارتان، بزرگا خداوندی که پروردگار جهانیان است‌///خداوند کسی است که زمین را برای شما جایگاه امن و آرامش قرار داد و آسمان را همچون سقفی (بالای سرتان)؛ و شما را صورتگری کرد، و صورتتان را نیکو آفرید؛ و از چیزهایی پاکیزه به شما روزی داد؛ این است خداوند پروردگار شما! جاوید و پربرکت است خداوندی که پروردگار عالمیان است!///خدا است آنکه گردانید برای شما زمین را پایگاهی و آسمان را سازمانی و پیکر ساخت شما را پس نکو کرد پیکرهای شما را و روزی داد شما را از پاکیزه‌ها این است خدا پروردگار شما پس بزرگ است خدا پروردگار جهانیان‌///خدایی که زمین را برای ما قرارگاه (شایسته‌ی سکونت) نهاد و آسمان را (بر فرازش) بنیانی قرار داد و شما را صورتگری کرد و صورت‌های شما را نیکو نمود و از چیزهای پاکیزه به شما روزی داد. این است خدا پروردگارتان. پس (بلندمرتبه و بزرگ و) مبارک است خدا، پروردگار جهانیان. quran_en_fa He is the Living (One): There is no god but He: Call upon Him, giving Him sincere devotion. Praise be to Allah, Lord of the Worlds! اوست زنده [بی زوال]، هیچ معبودی جز او نیست، پس او را در حالی که ایمان و عبادت را برای او [از هر گونه شرکی] خالص می‌کنید، بپرستید. همه ستایش‌ها ویژه خدا پروردگار جهانیان است.///اوست زنده [بی زوال]، هیچ معبودی جز او نیست، پس او را در حالی که ایمان و عبادت را برای او [از هر گونه شرکی] خالص می‌کنید، بپرستید. همه ستایش‌ها ویژه خدا پروردگار جهانیان است.///او زنده است. خدایى جز او نیست. او را بخوانید در حالى که دین او را به اخلاص پذیرفته باشید، که ستایش از آن خدایى است که پروردگار جهانیان است.///او زنده [ى واقعى‌] است. معبودى جز او نیست. پس او را بخوانید در حالى که بندگى را براى او خالص کرده‌اید. ستایش ویژه‌ى خدا، پروردگار جهانیان است///اوست [همان‌] زنده‌اى که خدایى جز او نیست. پس او را در حالى که دین [خود] را براى وى بى‌آلایش گردانیده‌اید بخوانید. سپاس‌ [ها همه‌] ویژه خدا پروردگار جهانیان است.///اوست زنده‌اى که جز او معبودى نیست. پس او را در حالى بخوانید که دین را برایش خالص کرده‌اید. سپاس و ستایش مخصوص خداوندى است که پروردگار جهانیان است.///او خدای زنده ابد است، جز او هیچ خدایی نیست، پس تنها او را بخوانید و به اخلاص در دین بنده او باشید، که ستایش و سپاس مخصوص خدای یکتا آفریدگار عالمیان است.///اوست زنده که خدایی جز او نیست، پس او را -در حالی که دین خود را برای او پیراسته می‌دارید بخوانید، سپاس خداوند را که پروردگار جهانیان است‌///زنده (واقعی) اوست؛ معبودی جز او نیست؛ پس او را بخوانید در حالی که دین خود را برای او خالص کرده‌اید! ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است!///او است زنده نیست خدائی جز او پس بخوانیدش پاک‌دارندگان برایش دین را سپاس خدای را پروردگار جهانیان‌///اوست تنها زنده‌ی پاینده (و) خدایی جز او نیست. پس او را -در حالی‌که دین (خود) را برای وی بی‌‌آلایش گردانیده‌اید- بخوانید. سپاس (ها همه) ویژه‌ی خدا، پروردگار جهانیان است. quran_en_fa Say: "I have been forbidden to invoke those whom ye invoke besides Allah,- seeing that the Clear Signs have come to me from my Lord; and I have been commanded to bow (in Islam) to the Lord of the Worlds." بگو: من نهی شده‌ام از اینکه معبودانی که شما به جای خدا می‌پرستید، بپرستم؛ زیرا از جانب پروردگارم برای من دلایل روشن [بر حقانیت توحید] آمده است و مأمورم که فقط تسلیم [فرمان‌ها و احکام] پروردگار جهانیان باشم.///بگو: من نهی شده‌ام از اینکه معبودانی که شما به جای خدا می‌پرستید، بپرستم؛ زیرا از جانب پروردگارم برای من دلایل روشن [بر حقانیت توحید] آمده است و مأمورم که فقط تسلیم [فرمان‌ها و احکام] پروردگار جهانیان باشم.///بگو: مرا نهى کرده‌اند که چیزهایى را که سواى خدا مى‌پرستید پرستش کنم، در حالى که از جانب پروردگارم براى من دلایلى روشن آمده است. و به من فرمان داده‌اند که در برابر پروردگار جهانیان تسلیم باشم.///بگو: من نهى شده‌ام از این که آنها را که شما سواى خدا مى‌خوانید پرستش کنم، حال که از جانب پروردگارم دلایل روشن براى من آمده است، و فرمان یافته‌ام که تسلیم پروردگار جهانیان باشم///بگو: «من نهى شده‌ام از اینکه جز خدا کسانى را که [شما] مى‌خوانید پرستش کنم [آن هم‌] هنگامى که از جانب پروردگارم مرا دلایل روشن رسیده باشد، و مأمورم که فرمانبر پروردگار جهانیان باشم.»///بگو: «من از آن هنگام که دلایل روشنى از جانب پروردگارم به من رسیده، نهى شده‌ام از این که معبودانى را بپرستم که شما به جای خداوند مى‌خوانید. و فرمان یافته‌ام که فقط تسلیم پروردگار جهانیان باشم.»///(ای رسول ما، بت پرستان را) بگو که مرا از پرستش معبودان باطلی که شما به جای خدا می‌پرستید البته منع کرده‌اند چرا که بر من از خدای خود (به وحی) آیات و ادله روشنی آمده است و من مأمورم که تنها تسلیم امر خدای عالمیان باشم.///بگو من بازداشته شده‌ام از اینکه کسانی را که شما به جای خداوند می‌پرستید، بپرستم، آن هم هنگامی که روشنگریهایی برای من از جانب پروردگارم آمده است، و دستور یافته‌ام که در برابر پروردگار جهانیان، تسلیم پیشه کنم‌///بگو: «من نهی شده‌ام از اینکه معبودهایی را که شما غیر از خدا می‌خوانید بپرستم، چون دلایل روشن از جانب پروردگارم برای من آمده است؛ و مأمورم که تنها در برابر پروردگار عالمیان تسلیم باشم!»///بگو هر آینه بازداشته شدم از آنکه پرستم آنان را که خوانید جز خدا هنگامی که بیامدم نشانیها از پروردگارم و مأمور شدم که تسلیم شوم برای پروردگار جهانیان‌///بگو: «من همواره نهی شده‌ام از اینکه جز خدا کسانی را که (شما) می‌خوانید پرستش کنم‌. هنگامی که از جانب پروردگارم مرا دلایل روشن رسیده، امر شده‌ام که تنها فرمانبردار پروردگار جهانیان باشم.» quran_en_fa It is He Who has created you from dust then from a sperm-drop, then from a leech-like clot; then does he get you out (into the light) as a child: then lets you (grow and) reach your age of full strength; then lets you become old,- though of you there are some who die before;- and lets you reach a Term appointed; in order that ye may learn wisdom. اوست که شما را از خاک آفرید، سپس از نطفه، آن گاه از علقه، سپس به صورت طفلی [از رحم مادران] بیرون می‌فرستد، تا به کمال نیرومندی و قوت خود برسید، آن گاه پیر و سالخورده شوید، و برخی از شما پیش از رسیدن به این مراحل قبض روح می‌شوید، و [برخی زنده می‌مانید] تا به آن مدتی که معین و مقرر است برسید، و برای اینکه شما [درباره حق] تعقل کنید.///اوست که شما را از خاک آفرید، سپس از نطفه، آن گاه از علقه، سپس به صورت طفلی [از رحم مادران] بیرون می‌فرستد، تا به کمال نیرومندی و قوت خود برسید، آن گاه پیر و سالخورده شوید، و برخی از شما پیش از رسیدن به این مراحل قبض روح می‌شوید، و [برخی زنده می‌مانید] تا به آن مدتی که معین و مقرر است برسید، و برای اینکه شما [درباره حق] تعقل کنید.///اوست آن خدایى که شما را از خاک، سپس از نطفه، سپس از لخته خونى بیافریده است. آنگاه شما را که کودکى بودید از رحم مادر آورد تا به سن جوانى برسید و پیر شوید. بعضى از شما پیش از پیرى بمیرید و بعضى به آن زمان معین مى‌رسید و شاید به عقل دریابید.///او کسى است که شما را از خاکى، سپس از نطفه‌اى، آن‌گاه از علقه‌اى آفرید، و بعد شما را [به صورت‌] کودکى بیرون مى‌آورد تا به کمال قوت خود برسید و تا سالمند شوید. و از میان شما کسى است که پیش از پیرى مى‌میرد، و تا [برخى‌تان‌] به مدتى که مقرر است برسید، و///او همان کسى است که شما را از خاکى آفرید، سپس از نطفه‌اى، آنگاه از علقه‌اى، و بعد شما را [به صورت‌] کودکى برمى‌آورد، تا به کمال قوت خود برسید و تا سالمند شوید، و از میان شما کسى است که مرگ پیش‌رس مى‌یابد، و تا [بالاخره‌] به مدتى که مقرر است برسید، و امید که در اندیشه فرو روید.///او کسى است که شما را از خاک آفرید، سپس از نطفه، سپس از علقه، سپس شما را به صورت نوزادى بیرون مى‌آورد، آن‌گاه [رشدتان مى‌دهد،] تا به کمال قوت خود برسید، سپس پیر شوید. و بعضى از شما پیش از رسیدن به پیرى مى‌میرید؛ [ولى برخى زنده مى‌مانید] تا به سرآمدى که معین است، برسید. و باشد که بیندیشید.///اوست خدایی که شما را از خاک (ناچیز) بیافرید و سپس از قطره آب نطفه و آن گاه از خون بسته علقه، پس شما را (از رحم مادر) طفلی بیرون آورد تا آنکه به سن رشد و کمال برسید و باز پیری سالخورده شوید و برخی از شما پیش از سن پیری وفات کنند و تا همه به اجلی معین برسید و (این چنین کردیم تا) مگر (قدرت خدا را) تعقل کنید.///او کسی است که شما را [ابتدا] از خاک، سپس از نطفه، سپس از خون بسته آفرید، سپس شما را به هیئت نوزادی [از رحمها] بیرون آورد، تا به کمال رشدتان برسید، سپس تا پیر شوید، و بعضی از شما پیشاپیش جانش گرفته می‌شود، و تا به سرآمدی معین برسید، و باشد که تعقل کنید///او کسی است که شما را از خاک آفرید، سپس از نطفه، سپس از علقه (خون بسته شده)، سپس شما را بصورت طفلی (از شکم مادر) بیرون می‌فرستد، بعد به مرحله کمال قوت خود می‌رسید، و بعد از آن پیر می‌شوید و (در این میان) گروهی از شما پیش از رسیدن به این مرحله می‌میرند و در نهایت به سرآمد عمر خود می‌رسید؛ و شاید تعقل کنید!///او است آنکه بیافرید شما را از خاکی پس از چکه آبی پس از خونی بسته پس درآورد شما را کودکی سپس تا برسید به نیروهای خویش پس تا باشید پیرانی و از شما است آنکه بمیرد از پیش و تا برسید سرآمدی نامبرده را و شاید شما بخرد آئید///اوست کسی که شما را از خاکی آفرید، سپس از نطفه‌ای، آن‌گاه از علقه‌ای و بعد شما را (به صورت) کودکی برمی‌آورد و تا به نیروهایتان برسید (و) پس (از آن) سالخورده باشید. و از میان شما کسی است که مرگ پیش‌‌رس می‌یابد. و برای اینکه به مدتی که مقرر است برسید و شاید اندیشه کنید. quran_en_fa It is He Who gives Life and Death; and when He decides upon an affair, He says to it, "Be", and it is. اوست که زنده می‌کند و می‌میراند، و چون پدید آمدن چیزی را اراده کند، فقط به آن می‌گوید: باش. پس بی درنگ موجود می‌شود.///اوست که زنده می‌کند و می‌میراند، و چون پدید آمدن چیزی را اراده کند، فقط به آن می‌گوید: باش. پس بی درنگ موجود می‌شود.///اوست که زنده مى‌کند و مى‌میراند. و چون اراده چیزى کند مى‌گویدش: موجود شو. پس موجود مى‌شود.///اوست که زنده مى‌کند و مى‌میراند، و چون به کارى حکم کند، تنها به آن مى‌گوید: باش، پس مى‌شود///او همان کسى است که زنده مى‌کند و مى‌میراند، و چون به کارى حکم کند، همین قدر به آن مى‌گوید: «باش.» بى‌درنگ موجود مى‌شود.///او کسى است که زنده مى‌کند و مى‌میراند. پس چون به [وجود] چیزى حکم کند، فقط به آن مى‌گوید: «باش!» پس بى‌درنگ موجود مى‌شود.///اوست خدایی که (خلائق را) زنده می‌کند و می‌میراند و چون به خلقت چیزی حکم نافذ و مشیت کاملش تعلق گیرد به محض اینکه گوید: موجود باش، بی‌درنگ موجود می‌شود.///او کسی است که زنده می‌دارد و می‌میراند و چون امری را اراده کند، فقط به آن می‌گوید موجود شو، و بی‌درنگ موجود می‌شود///او کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند؛ و هنگامی که کاری را مقرر کند، تنها به آن می‌گوید: «موجود باش!» بی‌درنگ موجود می‌شود!///او است آنکه زنده کند و بمیراند و گاهی که بگذراند کاری را جز این نیست که بگویدش بشو پس می‌شود///او همان کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند. پس چون به چیزی حکم کند، همین قدر به آن می‌گوید: «شو‌»، پس (بی‌درنگ) می‌شود. quran_en_fa Seest thou not those that dispute concerning the Signs of Allah? How are they turned away (from Reality)?- آیا کسانی را که در آیات خدا مجادله و ستیزه می‌کنند، ننگریستی که چگونه [از حق به باطل] برگردانده می‌شوند؟///آیا کسانی را که در آیات خدا مجادله و ستیزه می‌کنند، ننگریستی که چگونه [از حق به باطل] برگردانده می‌شوند؟///آیا ندیده‌اى آنهایى که در آیات خدا مجادله مى‌کنند چگونه منحرف مى‌شوند؟///آیا ندیدى کسانى را که در آیات خدا مجادله مى‌کنند چگونه [از راه حق‌] برگردانده مى‌شوند///آیا کسانى را که در [ابطال‌] آیات خدا مجادله مى‌کنند ندیده‌اى [که‌] تا کجا [از حقیقت‌] انحراف حاصل کرده‌اند؟///آیا کسانى را که در آیات خداوند، مجادله و ستیز مى‌کنند ندیدى که چگونه [از راه حق] منصرف مى‌شوند؟///آیا کسانی را که در آیات ما راه جدال و انکار پیمودند ندیدی که چگونه (از حق) بازگردانیده شوند؟///آیا کسانی را که در آیات الهی مجادله می‌کنند، ندیده‌ای که چگونه بیراهه می‌روند///آیا ندیدی کسانی را که در آیات خدا مجادله می‌کنند، چگونه از راه حق منحرف می‌شوند؟!///آیا ندیدی آنان را که ستیزه می‌کنند در آیتهای خدا کجا رانده می‌شوند///آیا کسانی را که در (ابطال) آیات خدا مجادله می‌کنند ندیدی (که) تا کجا و تا کی (از حقیقت آیات الهی منحرف) می‌شوند. quran_en_fa Those who reject the Book and the (revelations) with which We sent our messengers: but soon shall they know,- همانان که قرآن و دینی را که پیامبران خود را به آن فرستادیم، انکار کردند، پس به زودی [نتیجه انکار خود را] خواهند دانست؛///همانان که قرآن و دینی را که پیامبران خود را به آن فرستادیم، انکار کردند، پس به زودی [نتیجه انکار خود را] خواهند دانست؛///کسانى که این کتاب را دروغ مى‌انگارند و آنچه را که به وسیله پیامبران فرستاده‌ایم تکذیب مى‌کنند، به زودى خواهند دانست.///کسانى که کتاب [خدا] و آنچه را که فرستادگان خود را بدان گسیل داشته‌ایم تکذیب کردند، به زودى خواهند دانست///کسانى که کتاب [خدا] و آنچه را که فرستادگان خود را بدان گسیل داشته‌ایم تکذیب کرده‌اند، به زودى خواهند دانست؛///همان کسانى که این کتاب [آسمانى] و آنچه را که پیامبرانمان را به آن فرستاده‌ایم، دروغ شمردند. پس به زودى [نتیجه‌ى کار خود را] خواهند دانست.///آنان که کتاب ما را و احکامی که رسولان خود را بر ابلاغ آن فرستادیم تکذیب کردند به زودی (کیفر کردارشان را) خواهند دانست.///کسانی که کتاب آسمانی و آنچه پیامبرانمان را برای آن فرستاده‌ایم، تکذیب می‌کنند، زودا که [نتیجه و حقیقت را] بدانند///همان کسانی که کتاب (آسمانی) و آنچه رسولان خود را بدان فرستاده‌ایم تکذیب کردند؛ اما بزودی (نتیجه کار خود را) می‌دانند!///آنان که تکذیب کردند کتاب را و آنچه فرستادیم بدان فرستادگان خویش را زود است می‌دانند///کسانی که کتاب (خدا) و آنچه را که فرستادگان خود را بدان گسیل داشته‌ایم، تکذیب کردند. پس در آینده‌ای دور خواهند دانست‌؛ quran_en_fa When the yokes (shall be) round their necks, and the chains; they shall be dragged along- زمانی که غل‌ها و زنجیرها [ی آتشین] در گردن هایشان باشد در حالی که به وسیله آنها کشیده شوند،///زمانی که غل‌ها و زنجیرها [ی آتشین] در گردن هایشان باشد در حالی که به وسیله آنها کشیده شوند،///آنگاه که غلها را به گردنشان اندازند و با زنجیرها بکشندشان،///آن‌گاه که غل‌ها و زنجیرها در گردن‌هایشان باشد و بر روى کشانیده شوند///هنگامى که غلها در گردنهایشان [افتاده‌] و [با] زنجیرها کشانیده مى‌شوند،///آن‌گاه که غل‌ها در گردن‌هایشان باشد و با زنجیرها کشیده مى‌شوند.///آن گاه که گردنهاشان با غل و زنجیرها (ی آتشین) بسته شود و کشیده شوند.///آنگاه که غلها در گردنهایشان است، و به زنجیرها در آب گرم کشیده می‌شوند///در آن هنگام که غل و زنجیرها بر گردن آنان قرار گرفته و آنها را می‌کشند …///گاهی که غلها در گردنهای آنان است و زنجیرها کشیده شوند///هنگامی که غل‌ها در گردن‌هایشان است و (نیز) زنجیرها، حال آنکه (با آن‌ها) کشانیده می‌شوند. quran_en_fa In the boiling fetid fluid: then in the Fire shall they be burned; در میان آب جوشان، سپس آنان را در آتش افروخته دوزخ می‌سوزانند.///در میان آب جوشان، سپس آنان را در آتش افروخته دوزخ می‌سوزانند.///در آب جوشان، سپس در آتش، افروخته شوند.///در آب جوشان و آن‌گاه در آتش افروخته شوند///در میان جوشاب. [و] آنگاه در آتش برافروخته مى‌شوند.///در آب جوشان، و سپس در آتش سوزانده مى‌شوند.///در حمیم دوزخ (و آب گرم و عفن جهنم)، سپس در آتش سوخته و افروخته شوند.///سپس در آتش [دوزخ‌] سوخته می‌شوند///و در آب جوشان وارد می‌کنند؛ سپس در آتش دوزخ افروخته می‌شوند!///در آب جوشان سپس در آتش افکنده شوند///در میان جوشاب سپس در آتش (پرهیجان) بریان می‌گردند. quran_en_fa Then shall it be said to them: "Where are the (deities) to which ye gave part-worship- آن گاه به آنان گویند: معبودانی که [در الوهیت و ربوبیت] شریکان خدا می‌گرفتید کجایند؟///آن گاه به آنان گویند: معبودانی که [در الوهیت و ربوبیت] شریکان خدا می‌گرفتید کجایند؟///آنگاه به آنها گفته شود: آن شریکان که براى خدا مى‌پنداشتید کجا هستید؟///آن‌گاه به آنان گفته مى‌شود: آن شریکانى که براى خدا مى‌پنداشتند کجا هستند///آنگاه به آنان گفته مى‌شود: «آنچه را در برابر خدا [با او] شریک مى‌ساختید کجایند؟»///سپس به آنان گفته مى‌شود: «کجایند آن شریک‌هایى که،///آن گاه به آنها گویند: کجا رفتند معبودان باطلی که شریک خدا می‌شمردید،///سپس به آنان گویند آنچه در برابر خداوند شریک می‌آوردید، کجاست؟///سپس به آنها گفته می‌شود: «کجایند آنچه را همتای خدا قرار می‌دادید،///پس گفته شود بدیشان کجا بودید شرک می‌ورزیدید///سپس به آنان گفته شد: «آنچه را در برابر خدا شریک می‌ساختید کجایند؛» quran_en_fa "In derogation of Allah?" They will reply: "They have left us in the lurch: Nay, we invoked not, of old, anything (that had real existence)." Thus does Allah leave the Unbelievers to stray. [همان معبودانی که] به جای خدا [می پرستیدید]، می‌گویند: از نظر ما گم و ناپدید شدند، بلکه ما پیش از این چیزی را نمی‌پرستیدیم. این گونه خدا کافران را گمراه می‌کند.///[همان معبودانی که] به جای خدا [می پرستیدید]، می‌گویند: از نظر ما گم و ناپدید شدند، بلکه ما پیش از این چیزی را نمی‌پرستیدیم. این گونه خدا کافران را گمراه می‌کند.///مى‌گویند: آنها را از دست داده‌ایم، بلکه پیش از این چیزى را به خدایى نمى‌خوانده‌ایم. خدا کافران را بدین سان گمراه مى‌کند.///از غیر خدا؟ مى‌گویند: آنها از [دید] ما گم شدند، بلکه قبلا [هم‌] ما چیزى را نمى‌پرستیدیم. خدا کافران را بدین‌سان بى‌راه مى‌گذارد///مى‌گویند: «گمشان کردیم، بلکه پیشتر [هم‌] ما چیزى را نمى‌خواندیم.» این گونه خدا کافران را بى‌راه مى‌گذارد.///به جای خداوند مى‌پرستیدید؟!» [دوزخیان] می‌گویند: «آنها را گم کرده‌ایم، بلکه [انگار] ما در دنیا چیزى را نمی‌پرستیدیم!» این­گونه خداوند کافران را گمراه مى‌کند.///و از خدا روی می‌گردانیدید؟ آن مشرکان جواب گویند: آن بتها همه از نظر ما محو و نابود شدند، بلکه ما از این پیش چیزی را به خدایی نمی‌خواندیم. خدا این گونه مردم کافر (مشرک) را گمراه می‌گرداند (یعنی از رحمت خود محروم می‌کند).///گویند از دید ما گم شدند، بلکه پیشتر هم چیزی را به پرستش نمی‌خواندیم، بدین‌سان خداوند کافران را بیراه گذارد///همان معبودهایی را که جز خدا پرستش می‌کردید؟!» آنها می‌گویند: «همه از نظر ما پنهان و گم شدند؛ بلکه ما اصلا پیش از این چیزی را پرستش نمی‌کردیم»! این گونه خداوند کافران را گمراه می‌سازد!///جز خدا را گفتند گم شدند از ما بلکه نبودیم بخوانیم از پیش چیزی را بدینسان گمراه می‌کند خدا کافران را///«بجز خدا؟!» گفتند: «گمشان کردیم، بلکه پیشتر (هم) ما چیزی را (جز خدا به خدایی) نمی‌خواندیم.» این‌گونه خدا کافران را بی‌راه می‌گذارد. quran_en_fa "That was because ye were wont to rejoice on the earth in things other than the Truth, and that ye were wont to be insolent. این [عذاب‌ها] برای آن است که به ناحق در زمین شادی و سرمستی می‌کردید و به سبب آن است که مغرورانه به پایکوبی و خوشحالی می‌پرداختید.///این [عذاب‌ها] برای آن است که به ناحق در زمین شادی و سرمستی می‌کردید و به سبب آن است که مغرورانه به پایکوبی و خوشحالی می‌پرداختید.///این بدان سبب است که به ناحق در زمین شادمانى مى‌کردید و به ناز مى‌خرامیدید.///این [عقوبت‌] به سبب آن است که در زمین به ناروا شادى و سرمستى مى‌کردید و بدان سبب که [سخت به خود] مى‌نازیدید///این [عقوبت‌] به سبب آن است که در زمین به ناروا شادى و سرمستى مى‌کردید و بدان سبب است که [سخت به خود] مى‌نازیدید.///[به آنان گفته مى‌شود:] «این [عذاب] به خاطر آن است که در زمین به ناحق شادى مى‌کردید و در ناز و سرمستى به سر مى‌بردید.///این قهر و عذاب شما کافران بدین سبب است که در دنیا از پی تفریح و هوسرانی باطل بودید و دایم به نشاط و شهوت پرستی سرگرم شدید.///این از آن است که در روی زمین به ناحق شادی می‌کردید و از آن است که فخر می‌فروختید///این (عذاب) بخاطر آن است که بناحق در زمین شادی می‌کردید و از روی غرور و مستی به خوشحالی می‌پرداختید!///این بدان است که بودید شادی می‌کردید در زمین به ناحق و بدانچه بودید هوسرانی می‌کردید///این (عقوبت) بدین جهت است که در زمین به ناروا شادی و سرمستی می‌کردید و اینکه در خوشحالی زیاد می‌نازیدید. quran_en_fa "Enter ye the gates of Hell, to dwell therein: and evil is (this) abode of the arrogant!" از درهای دوزخ وارد شوید که در آن جاو دانه‌اید؛ پس چه بد است اقامت گاه متکبران.///از درهای دوزخ وارد شوید که در آن جاو دانه‌اید؛ پس چه بد است اقامت گاه متکبران.///از درهاى جهنم داخل شوید. همواره در آنجا بمانید. و جایگاه سرکشان چه بد جایگاهى است.///از درهاى دوزخ داخل شوید، در آن جاودان [بمانید]، پس جایگاه سرکشان بد است///از درهاى دوزخ درآیید، در آن جاودان [بمانید]. چه بد است جاى سرکشان.///[اینک] از درهاى دوزخ وارد شوید که جاودانه در آنید. و چه بد است جایگاه متکبران!»///اینک (به کیفر کفرتان) به درهای دوزخ درآیید که آنجا جاودان معذب خواهید بود، که متکبران را (که سر از فرمان حق کشیدند در آخرت) بسیار منزلگاه بدی است.///از دروازه‌های جهنم وارد شوید، که جاودانه در آنید، و جایگاه متکبران چه بد است‌///از درهای جهنم وارد شوید و جاودانه در آن بمانید؛ و چه بد است جایگاه متکبران!///درآئید درهای دوزخ را جاودانان در آن چه زشت است جایگاه گردنفرازان‌///از درهای دوزخ جاودانه در آیید، پس چه بد است اقامتگاه سرکشان. quran_en_fa So persevere in patience; for the Promise of Allah is true: and whether We show thee (in this life) some part of what We promise them,- or We take thy soul (to Our Mercy) (before that),-(in any case) it is to Us that they shall (all) return. نهایتا [بر آزار اینان] شکیبا باش، بی تردید وعده خدا حق است. پس اگر بخشی از عذاب هایی را که به آنان وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم، یا تو را پیش از آن از دنیا ببریم [تفاوتی ندارد، در هر صورت] به سوی ما بازگردانده می‌شوند [و کیفرشان را خواهند دید.]///نهایتا [بر آزار اینان] شکیبا باش، بی تردید وعده خدا حق است. پس اگر بخشی از عذاب هایی را که به آنان وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم، یا تو را پیش از آن از دنیا ببریم [تفاوتی ندارد، در هر صورت] به سوی ما بازگردانده می‌شوند [و کیفرشان را خواهند دید.]///پس صبر کن، البته وعده خدا راست است. یا بعضى از آن چیزها را که به آنها وعده داده‌ایم به تو نشان مى‌دهیم یا تو را بمیرانیم و آنها به نزد ما بازگردانیده شوند.///پس صبر کن که وعده‌ى خدا راست است. پس چه بخشى از مجازات‌هایى را که به آنها وعده داده‌ایم به تو نشان دهیم، چه تو را از دنیا ببریم، [تفاوتى نمى‌کند آنها] به سوى ما بازگردانده مى‌شوند///پس صبر کن که وعده خدا راست است. پس -چه پاره‌اى از آنچه را که به آنان وعده داده‌ایم، به تو بنمایانیم، چه تو را از دنیا ببریم- [در هر صورت آنان‌] به سوى ما بازگردانیده مى‌شوند.///پس [اى پیامبر!] صبر کن که وعده‌ى خداوند حق است. پس هرگاه بخشى از آنچه را به آنان وعده داده‌ایم، به تو نشان دهیم، یا [پیش از آن] تو را از دنیا ببریم، [در هر صورت،] به سوى ما بازمى‌گردند.///پس (ای رسول، چند روزی بر آزار کافران امت) صبر کن که البته وعده (ثواب و عقاب) خدا حق است، که اگر آنها را در حیات تو و مقابل چشم تو به بعضی از وعده‌های خود که به آنها می‌دادیم (به شمشیر تو) عقوبت کنیم یا چنانچه تو را قبض روح کنیم باز رجوع آنها به سوی ماست (و در قیامت به کیفر اعمالشان می‌رسانیم).///پس شکیبایی پیشه کن، که وعده الهی حق است، اگر بخشی از آنچه به ایشان وعده داده‌ایم به تو بنمایانیم، یا جان تو را [پیش از آن‌] بگیریم، در هر صورت به سوی ما بازگردانده می‌شوند///پس (ای پیامبر) صبر کن که وعده خدا حق است؛ و هرگاه قسمتی از مجازاتهایی را که به آنها وعده داده‌ایم در حال حیاتت به تو ارائه دهیم، یا تو را (پیش از آن) از دنیا ببریم (مهم نیست)؛ چرا که همه آنان را تنها بسوی ما باز می‌گردانند!///پس شکیبا شو که وعده خدا حق است و اگر بنمائیمت پاره آنچه وعده دهیمشان یا دریابیمت (بمیرانیمت) پس بسوی ما بازگردانیده شوند///پس صبر کن که همانا وعده‌ی خدا حق است. پس اگر به‌راستی پاره‌ای از آنچه را که به آنان وعده داده‌ایم بی‌گمان به تو بنمایانیم و یا تو را از دنیا بی‌چون بیرون ببریم، در هر صورت آنان سوی ما بازگردانیده می‌شوند. quran_en_fa We did aforetime send messengers before thee: of them there are some whose story We have related to thee, and some whose story We have not related to thee. It was not (possible) for any messenger to bring a sign except by the leave of Allah: but when the Command of Allah issued, the matter was decided in truth and justice, and there perished, there and then those who stood on Falsehoods. قطعا پیش از تو پیامبرانی فرستادیم؛ سرگذشت گروهی از آنان را برای تو حکایت کرده‌ایم، و سرگذشت برخی را بیان نکرده‌ایم. هیچ پیامبری را نسزد که جز به اذن خدا معجزه‌ای بیاورد؛ بنابراین هنگامی که فرمان خدا [به عذاب دشمنان لجوج] برسد، بر پایه حق و درستی داوری خواهد شد و آنجاست که اهل باطل زیان خواهند کرد.///قطعا پیش از تو پیامبرانی فرستادیم؛ سرگذشت گروهی از آنان را برای تو حکایت کرده‌ایم، و سرگذشت برخی را بیان نکرده‌ایم. هیچ پیامبری را نسزد که جز به اذن خدا معجزه‌ای بیاورد؛ بنابراین هنگامی که فرمان خدا [به عذاب دشمنان لجوج] برسد، بر پایه حق و درستی داوری خواهد شد و آنجاست که اهل باطل زیان خواهند کرد.///پیش از تو پیامبرانى فرستاده‌ایم. داستان بعضى را برایت گفته‌ایم و داستانى بعضى را نگفته‌ایم. و هیچ پیامبرى را نرسد که آیه‌اى بیاورد مگر به فرمان خدا. و چون فرمان خدا در رسد به حق داورى گردد و آنان که بر باطل بوده‌اند -آنجا- زیان خواهند دید.///و مسلما پیش از تو رسولانى را روانه کردیم که سرگذشت برخى از آنها را بر تو حکایت کرده‌ایم و سرگذشت برخى از ایشان را بر تو حکایت نکرده‌ایم. و هیچ رسولى را نرسد که جز به اذن خدا معجزه‌اى بیاورد. پس چون فرمان خدا [براى مجازات آنها] برسد به حق داورى مى‌شو///و مسلما پیش از تو فرستادگانى را روانه کردیم. برخى از آنان را [ماجرایشان را] بر تو حکایت کرده‌ایم و برخى از ایشان را بر تو حکایت نکرده‌ایم، و هیچ فرستاده‌اى را نرسد که بى‌اجازه خدا نشانه‌اى بیاورد. پس چون فرمان خدا برسد به حق داورى مى‌شود، و آنجاست که باطل‌کاران زیان مى‌کنند.///و ما پیش از تو پیامبرانى فرستادیم. داستان برخى از آنان را براى تو بازگو کردیم. و [داستان] بعضى دیگر را براى تو بیان نکردیم. و هیچ پیامبرى نمى‌تواند معجزه‌اى جز به فرمان خدا بیاورد. پس چون فرمان خدا آمد، به حق داورى خواهد شد، و باطل‌گرایان آنجا زیانکارند.///و همانا ما رسولان بسیاری پیش از تو فرستادیم که احوال بعضی را بر تو حکایت کردیم و برخی را نکردیم و هیچ رسولی جز به امر خدا نشاید معجز و آیتی (برای امت) بیاورد، و چون فرمان خدا (بر غلبه حق و محو باطل) فرا رسد آن روز (بر همه) به حق حکم کنند و آنجا کافران مبطل زیانکار شوند.///و به راستی پیش از تو پیامبرانی فرستادیم که از بعضی از آنان با تو سخن گفته‌ایم، و از بعضی از آنان با تو سخن نگفته‌ایم، و هیچ پیامبری را نرسد که جز به اذن الهی معجزه‌ای بیاورد، پس چون امر الهی فرارسد، به حق انجام گیرد و باطل‌اندیشان در اینجا زیانکار شوند///ما پیش از تو رسولانی فرستادیم؛ سرگذشت گروهی از آنان را برای تو بازگفته، و گروهی را برای تو بازگو نکرده‌ایم؛ و هیچ پیامبری حق نداشت معجزه‌ای جز بفرمان خدا بیاورد و هنگامی که فرمان خداوند (برای مجازات آنها) صادر شود، بحق داوری خواهد شد؛ و آنجا اهل باطل زیان خواهند کرد!///و هر آینه فرستادیم فرستادگانی پیش از تو از ایشان است آنان که داستان سرودیم بر تو و از ایشان است آنان که نخواندیم به داستان بر تو و نرسد پیمبری را که بیارد آیتی جز به دستور خدا تا هنگامی که درآید امر خدا داوری شود به حق و زیانکار شوند در آنجا تباه‌کاران‌///و همانا به‌راستی پیش از تو فرستادگانی را فرستادیم (و ماجرای) برخی از آنان را بر تو حکایت کردیم و برخی از ایشان را بر تو حکایت نکردیم‌. و هیچ فرستاده‌ای را (چنان) نبوده است که نشانه‌ای آورد جز به اذن خدا. پس هنگامی که فرمان خدا در رسد بحق داوری شود و آنجاست که باطل‌کنندگان (حق) زیان می‌کنند. quran_en_fa It is Allah Who made cattle for you, that ye may use some for riding and some for food; خداست که چهارپایان را برای شما پدید آورد تا بر بعضی از آنها سوار شوید، و از [گوشت] بعضی از آنها بخورید؛///خداست که چهارپایان را برای شما پدید آورد تا بر بعضی از آنها سوار شوید، و از [گوشت] بعضی از آنها بخورید؛///خداست که چارپایان را برایتان آفرید تا بر بعضى سوار شوید و از بعضى بخورید.///خداست کسى که چهارپایان را براى شما پدید آورد تا از برخى از آنها سوارى بگیرید و از برخى‌شان تغذیه کنید///خدا [همان‌] کسى است که چهارپایان را براى شما پدید آورد تا از برخى از آنها سوارى گیرید و از برخى از آنها بخورید.///خداوند است که براى شما چهارپایان را قرار داد تا از برخى از آنها سوارى بگیرید و از برخى از آنها بخورید.///خداست آن که برای شما آدمیان چهار پایان را آفرید تا بر بعضی سوار شوید و از برخی تغذیه کنید.///خداوند است که برای شما چارپایانی آفریده است که بر برخی از آنها سوار شوید و از برخی از آنها بخورید///خداوند کسی است که چهارپایان را برای شما آفرید تا بعضی را سوار شوید و از بعضی تغذیه کنید.///خدا است آنکه قرار داد برای شما دامها را تا سوار شوید از آنها و از آنها می‌خورید///همان خدایی که چهارپایان نعمت‌وار را برایتان نهاد، تا از برخی از آنها سواری گیرید و از برخی از آنها می‌خورید. quran_en_fa And there are (other) advantages in them for you (besides); that ye may through them attain to any need (there may be) in your hearts; and on them and on ships ye are carried. و برای شما در آنها سودهایی است، [آری آنها را آفرید] تا با [سوار شدن بر آنها و حمل بار و بنه خود] به مقصدی که در دل‌های شماست برسید، و بر آنها و بر کشتی‌ها حمل می‌شوید.///و برای شما در آنها سودهایی است، [آری آنها را آفرید] تا با [سوار شدن بر آنها و حمل بار و بنه خود] به مقصدی که در دل‌های شماست برسید، و بر آنها و بر کشتی‌ها حمل می‌شوید.///و شما را در آن منافعى است و مى‌توانید با آنها به حاجاتى که در نظر دارید برسید. و بر آنها و بر کشتیها سوار شوید.///و در آنها براى شما منافعى است و مى‌توانید با آنها به حاجتى که در دل دارید برسید، و بر آنها و بر کشتى سوار مى‌شوید///و در آنها براى شما سودهاست تا با [سوار شدن بر] آنها به مقصودى که در دلهایتان است برسید، و بر آنها و بر کشتى حمل مى‌شوید.///و براى شما در دام‌ها منافع [دیگرى نیز] هست. و تا سوار بر آنها، به نیازى که در دل دارید، برسید. و بر آنها و بر کشتى‌ها برده مى‌شوید.///و نیز نفع بسیار دیگر از آنها ببرید و (از سواری و باربری و شیار زمین) حوائج و اغراضی که در دل دارید با آنها (در سفر و حضر) انجام دهید و بر آنها (در خاک) و بر کشتی‌ها (در آب) سوار می‌شوید.///و برای شما در آنها سودهایی هست و نیز برای آنکه سوار بر آنها به مقصدی که در دل دارید برسید، و بر آنها و بر کشتیها [به هر جا که خواهید] منتقل می‌شوید///و برای شما در آنها منافع بسیاری (جز اینها) است، تا بوسیله آنها به مقصدی که در دل دارید برسید؛ و بر آنها و بر کشتیها سوار می‌شوید.///و شما را است در آن سودهائی و تا برسید بدان نیازی را در سینه‌های خویش و بر آنها و بر کشتی سوار شوید///و در آنها برای شما سودهایی است. و برای اینکه بر آنها به نیازی که در سینه‌هایتان است برسید، و بر آنها و بر کشتی‌ها حمل می‌شوید. quran_en_fa And He shows you (always) His Signs: then which of the Signs of Allah will ye deny? و همواره نشانه‌های [ربوبیت و قدرت] خود را به شما نشان می‌دهد، پس کدام یک از نشانه‌های خدا را انکار می‌کنید؟!///و همواره نشانه‌های [ربوبیت و قدرت] خود را به شما نشان می‌دهد، پس کدام یک از نشانه‌های خدا را انکار می‌کنید؟!///آیات خویش را به شما مى‌نمایاند. پس کدام یک از آیات خدا را انکار مى‌کنید؟///و نشانه‌هاى [قدرت‌] خویش را به شما مى‌نمایاند. پس کدام یک از آیات خدا را انکار مى‌کنید///و نشانه‌هاى [قدرت‌] خویش را به شما مى‌نمایاند. پس کدام یک از آیات خدا را انکار مى‌کنید؟///و خداوند [پیوسته] نشانه‌های خود را به شما نشان مى‌دهد، پس کدام یک از نشانه‌های الهى را انکار مى‌کنید؟///و خدا آیات (قدرت و رحمت) خود را به شما ارائه دهد، پس کدام یک از آیات الهی را انکار توانید کرد؟///و به شما آیات خویش را می‌نمایاند، پس کدام یک از آیات الهی را انکار می‌کنید؟///او آیاتش را همواره به شما نشان می‌دهد؛ پس کدام یک از آیات او را انکار می‌کنید؟!///و بنماید شما را آیتهای خویش پس کدام یک از آیتهای خدا را منکرید///و نشانه‌های خویش را به شما می‌نمایاند، پس کدام یک از نشانه‌های خدا را انکار (و انگار) می‌کنید؟ quran_en_fa Do they not travel through the earth and see what was the End of those before them? They were more numerous than these and superior in strength and in the traces (they have left) in the land: Yet all that they accomplished was of no profit to them. آیا در زمین گردش نکردند تا با تأمل بنگرند که سرانجام کسانی که پیش از آنان بودند [و سرکشی و تکبر می‌کردند] چگونه بود؟ همانان که نفراتشان از اینان بیشتر و از ایشان نیرومندتر بودند، و در زمین آثاری پایدارتر [چون قلعه‌ها و خانه‌های استوار و کاخ‌های بسیار محکم] داشتند، ولی نفرات و قدرت و آثاری که همواره به دست می‌آوردند [چیزی از عذاب خدا را] از آنان دفع نکرد.///آیا در زمین گردش نکردند تا با تأمل بنگرند که سرانجام کسانی که پیش از آنان بودند [و سرکشی و تکبر می‌کردند] چگونه بود؟ همانان که نفراتشان از اینان بیشتر و از ایشان نیرومندتر بودند، و در زمین آثاری پایدارتر [چون قلعه‌ها و خانه‌های استوار و کاخ‌های بسیار محکم] داشتند، ولی نفرات و قدرت و آثاری که همواره به دست می‌آوردند [چیزی از عذاب خدا را] از آنان دفع نکرد.///آیا در زمین سیر نکرده‌اند تا بنگرند که عاقبت کسانى که پیش از آنها مى‌آیسته‌اند چگونه بوده است؟ مردمى که نیرویشان بیشتر و آثارشان در روى زمین فراوان‌تر بود. پس آن چیزها که به دست مى آوردند سودشان نبخشید.///آیا در زمین سیر نکردند تا ببینند فرجام کسانى که پیش از آنان بودند چه شد؟ آنها [از اهل مکه‌] زیادتر و در روى زمین نیرومندتر و پر اثرتر بودند، ولى آنچه [از امکانات‌] به دست آورده بودند بى‌نیازشان نکرد///آیا در زمین نگشته‌اند تا ببینند فرجام کسانى که پیش از آنان بودند چگونه بوده است؟ [آنها به مراتب از حیث تعداد،] بیشتر از آنان، و [از حیث‌] نیرو و آثار در روى زمین، استوارتر بودند، و [لى‌] آنچه به دست مى‌آوردند، به حالشان سودى نبخشید.///پس آیا در زمین نگشتند تا ببینند سرانجام کسانى که پیش از آنان بوده‌اند، چه شد؟ تعدادشان از اینها بیشتر بود، نیرومندتر بودند و در زمین، آثارى پایدارتر داشتند؛ اما آنچه به دست آورده بودند، به کارشان نیامد.///آیا این مردم در زمین به سیر و سفر نرفتند تا عاقبت حال پیشینیانشان را که از اینها بسیار بیشتر و قوی‌تر و مؤثرتر در زمین بودند مشاهده کنند؟ (که چگونه همه هلاک شدند) و آنچه اندوختند آنها را (از مرگ و هلاکت) حفظ و حمایت نکرد.///آیا در زمین سیر و سفر نکرده‌اند که بنگرند سرانجام کسانی که پیش از آنان بوده‌اند چگونه بوده است آنان از ایشان پرشمارتر و پرتوان‌تر و پراثرتر بوده‌اند، اما آنچه به دست آوردند به کارشان نیامد///آیا روی زمین سیر نکردند تا ببینند عاقبت کسانی که پیش از آنها بودند چه شد؟! همانها که نفراتشان از اینها بیشتر، و نیرو و آثارشان در زمین فزونتر بود؛ اما هرگز آنچه را به دست می‌آوردند نتوانست آنها را بی‌نیاز سازد (و عذاب الهی را از آنان دور کند)!///آیا نگشتند در زمین تا بنگرند چگونه بوده است فرجام آنان که پیش از ایشان بودند بودند بیشتر از ایشان و سخت‌تر در نیرو و نشانیهای جای‌گذارده در زمین پس بی‌نیاز نکرد از ایشان آنچه بودند فراهم می‌کردند///آیا پس در (تاریخ و جغرافیای) زمین نگشته‌اند، تا ببینند فرجام کسانی که پیش از آنان بودند چگونه بوده است‌؟ (آنان) بیشتر از اینان و در نیرویی و در آثاری در زمین، استوارتر بودند و (اما) آنچه به دست می‌آورده‌اند، به حالشان سودی نبخشید. quran_en_fa For when their messengers came to them with Clear Signs, they exulted in such knowledge (and skill) as they had; but that very (Wrath) at which they were wont to scoff hemmed them in. هنگامی که پیامبرانشان دلایل روشن برای آنان آوردند، به اندک دانشی که نزد خود داشتند خوشحال بودند [و غیر آن را چیزی به حساب نمی‌آوردند] ولی عذابی که همواره آن را به مسخره می‌گرفتند، آنان را احاطه کرد.///هنگامی که پیامبرانشان دلایل روشن برای آنان آوردند، به اندک دانشی که نزد خود داشتند خوشحال بودند [و غیر آن را چیزی به حساب نمی‌آوردند] ولی عذابی که همواره آن را به مسخره می‌گرفتند، آنان را احاطه کرد.///چون پیامبرانشان با دلایل روشن به سویشان آمدند، به دانش خود دلخوش بودند تا آن چیزى که مسخره‌اش مى‌کردند آنها را در میان گرفت.///و چون پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان آوردند، به دانشى که نزدشان بود بالیدند و [سر انجام‌] آنچه [از عذاب‌] به ریشخند مى‌گرفتند آنها را فرا گرفت///و چون پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان آوردند، به آن چیز [مختصرى‌] از دانش که نزدشان بود خرسند شدند، و [سرانجام‌] آنچه به ریشخند مى‌گرفتند آنان را فروگرفت.///پس چون پیامبرانشان دلایل روشن براى آنان آوردند، به اندک دانشی که نزد خود داشتند، شادمان شدند، [و منطق پیامبران را به حساب نیاوردند.] و آنچه [از قهر الهى] که همواره به تمسخر مى‌گرفتند، آنان را فراگرفت.///پس آن گاه که رسولانشان با معجزات و ادله روشن به سوی آنها آمدند آن مردم (نادان) به دانش و عقاید باطل خود شاد و مغرور شدند و وعده عذابی که مسخره می‌کردند همه را فرا گرفت.///آنگاه که پیامبرانشان برای آنان پدیده‌های روشنگر آوردند، از آن مقدار علمی که داشتند، شادمانی کردند و [تبعات‌] آنچه ریشخندش می‌کردند آنان را فرو گرفت‌///هنگامی که رسولانشان دلایل روشنی برای آنان آوردند، به دانشی که خود داشتند خوشحال بودند (و غیر آن را هیچ می‌شمردند)؛ ولی آنچه را (از عذاب) به تمسخر می‌گرفتند آنان را فراگرفت!///و هنگامی که بیامدشان فرستادگانشان به نشانیها شاد شدند بدانچه نزد ایشان بود از دانش و فرود آمد بدیشان آنچه بودند بدان مسخره می‌کردند///پس چون پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان آوردند، به آن چیز (مختصری) از دانش که نزدشان بود خرسند شدند و (سرانجام) آنچه به مسخره می‌گرفتند آنان را فرو گرفت. quran_en_fa But when they saw Our Punishment, they said: "We believe in Allah,- the one Allah - and we reject the partners we used to join with Him." پس هنگامی که عذاب سخت ما را دیدند، گفتند: بی تردید به خدا ایمان آوردیم و به معبودانی که با او شریک قرار می‌دادیم، کافریم.///پس هنگامی که عذاب سخت ما را دیدند، گفتند: بی تردید به خدا ایمان آوردیم و به معبودانی که با او شریک قرار می‌دادیم، کافریم.///و چون عذاب ما را دیدند، گفتند: به خداى یکتا ایمان آوردیم و به آن چیزهایى که شریک خدا قرار داده بودیم کافر شدیم.///پس چون سختى [عذاب‌] ما را دیدند، گفتند: تنها به خدا ایمان آوردیم و بدانچه با او شریک مى‌کردیم کافر شدیم///پس چون سختى [عذاب‌] ما را دیدند گفتند: «فقط به خدا ایمان آوردیم و بدانچه با او شریک مى‌گردانیدیم کافریم.»///پس چون عذاب ما را دیدند، گفتند: «به خداوند یکتا ایمان آوردیم، و به معبودانى که [پیش‌تر] با او شریک قرار مى‌دادیم، کافر شدیم.»///و چون شدت قهر و عذاب ما را به چشم دیدند در آن حال (از کفر و شرک پشیمان شده و) گفتند: ما به خدای یکتا ایمان آوردیم و به همه بتهایی که شریک خدا می‌گرفتیم کافر شدیم.///و چون عذاب ما را دیدند گفتند تنها به خداوند ایمان آوردیم و به آنچه شرک آورده بودیم، اینک کافریم‌///هنگامی که عذاب (شدید) ما را دیدند گفتند: «هم اکنون به خداوند یگانه ایمان آوردیم و به معبودهایی که همتای او می‌شمردیم کافر شدیم!»///تا گاهی که دیدند خشم ما را گفتند ایمان آوردیم به خدا تنها و کفر ورزیدیم بدانچه بودیم بدان شرک ورزندگان‌///پس چون سختی (عذاب) ما را دیدند گفتند: «فقط به خدا ایمان آوردیم و بدانچه با او شریک می‌گردانیدیم کافریم.» quran_en_fa But their professing the Faith when they (actually) saw Our Punishment was not going to profit them. (Such has been) Allah's Way of dealing with His Servants (from the most ancient times). And even thus did the Rejecters of Allah perish (utterly)! ولی زمانی که عذاب سخت ما را دیدند، ایمانشان سودی به آنان نداد. سنت خداست که از دیرباز نسبت به بندگانش جاری شده است [که ایمانشان را پس از دیدن عذاب نمی‌پذیرد] و آنجاست که کافران زیانکار شدند.///ولی زمانی که عذاب سخت ما را دیدند، ایمانشان سودی به آنان نداد. سنت خداست که از دیرباز نسبت به بندگانش جاری شده است [که ایمانشان را پس از دیدن عذاب نمی‌پذیرد] و آنجاست که کافران زیانکار شدند.///اما بدان هنگام که عذاب ما را دیدند دیگر ایمانشان برایشان سودى نبخشید. این سنت خداست در رفتار با بندگانش. و کافران در آن روز زیان کردند.///[ولى‌] ایمانشان آنها را سودى نبخشید آن هنگام که عذاب ما را مشاهده کردند. این سنت خداست که از [دیرباز] در باره‌ى بندگانش چنین جارى شده، و آن جاست که کافران زیان کرده‌اند///و [لى‌] هنگامى که عذاب ما را مشاهده کردند، دیگر ایمانشان براى آنها سودى نداد. سنت خداست که از [دیرباز] در باره بندگانش چنین جارى شده، و آنجاست که ناباوران زیان کرده‌اند.///اما پس از آن که قهر ما را دیدند، دیگر ایمانشان برای آنها سودى نداشت. این شیوه و سنت الهى است که در میان بندگانش جارى است.، [که ایمانشان را پس از دیدن عذاب نمى‌پذیرد.] و آنجا کافران زیانکارند.///اما ایمانشان پس از دیدن مرگ و مشاهده عذاب ما بر آنها هیچ سودی نبخشید. سنت خدا (و حکمت الهی از ازل) چنین در میان بندگان حکمفرما بوده (که رسول و کتاب به امر و نهی و وعده ثواب و عقاب و نجات مؤمنان و هلاک کافران بفرستد تا خلق به اطاعت و عصیان امتحان شوند) و آنجا کافران زیانکار شدند.///ولی هنگامی که عذاب ما را دیدند، دیگر ایمانشان برایشان سودی نداشت، این سنت الهی است که در میان بندگانش جاری بوده است، و در اینجا کافران زیانکار شدند///اما هنگامی که عذاب ما را مشاهده کردند، ایمانشان برای آنها سودی نداشت! این سنت خداوند است که همواره در میان بندگانش اجرا شده، و آنجا کافران زیانکار شدند!///و نبود سودشان دهد ایمانشان گاهی که دیدند خشم ما را شیوه خدا است که گذشت در بندگانش و زیانکار شدند در آنجا کافران‌///پس هنگامی که عذاب ما را مشاهده کردند، دیگر ایمانشان برایشان سودی نداشت. سنت خدا را که از (دیر باز) درباره‌ی بندگانش چنین جاری شده (پروا بدار) و آنجاست که کافران زیان کرده‌اند. quran_en_fa Ha Mim: حم///حم///حا، میم.///حا، میم///حاء، میم.///حا، میم.///حم (رمز رسالت است یا قسم به خدای حمید مجید)///حم [حا میم‌]///حم‌///حم‌///حم. quran_en_fa A Revelation from (Allah), Most Gracious, Most Merciful;- این کتابی است نازل شده از سوی خدا که رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگی است.///این کتابی است نازل شده از سوی خدا که رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگی است.///کتابى است که از جانب آن بخشاینده مهربان نازل شده است.///[این کتاب‌] فرو فرستاده از جانب [خداى‌] هستى بخش مهربان است///وحى [نامه‌] اى است از جانب [خداى‌] رحمتگر مهربان.///[این قرآن] از سوی خداوند بخشنده‌ى مهربان نازل شده است.///(که این قرآن) تنزیلی از جانب خدای بخشنده مهربان است.///[کتابی است‌] فرو فرستاده از جانب [خداوند] رحمان رحیم‌///این کتابی است که از سوی خداوند رحمان و رحیم نازل شده است؛///فرستادنی است از خداوند بخشنده مهربان‌///(این وحی) فروفرستاده‌ای است تدریجی از (جانب) خدای رحمتگر بر آفریدگان، رحمتگر بر ویژگان. quran_en_fa A Book, whereof the verses are explained in detail;- a Qur'an in Arabic, for people who understand;- کتابی است که آیاتش در نهایت روشنی بیان شده است، [به زبانی] فصیح و گویا برای مردمی که اهل معرفت و آگاهی اند؛///کتابی است که آیاتش در نهایت روشنی بیان شده است، [به زبانی] فصیح و گویا برای مردمی که اهل معرفت و آگاهی اند؛///کتابى است که آیه‌هایش به وضوح بیان شده، قرآنى است به زبان عربى براى مردمى که مى‌دانند.///کتابى است که آیات آن تفصیل داده شده [به شکل‌] قرآنى به زبان عربى براى مردمى که بدانند///کتابى است که آیات آن، به روشنى بیان شده. قرآنى است به زبان عربى براى مردمى که مى‌دانند.///کتابى که آیات آن به روشنى بیان شده است، قرآنى عربى، براى مردمى که مى‌دانند.///کتابی است که آیات جامعش به صورت قرآنی به زبان فصیح عربی برای دانشمندان روشن گردیده است.///کتابی است که آیاتش به شیوایی بیان شده است، قرآنی عربی برای اهل معرفت‌///کتابی که آیاتش هر مطلبی را در جای خود بازگو کرده، در حالی که فصیح و گویاست برای جمعیتی که آگاهند!///کتابی است جدا گردیده است آیتهایش قرآنی عربی برای گروهی که بدانند///کتابی است (که) آیات آن، (با همه‌ی فشردگیش) با کمال روشنی تبیین شده. قرآنی است روشن‌‌زبان برای مردمی که (زبان روشن را) می‌دانند. quran_en_fa Giving good news and admonition: yet most of them turn away, and so they hear not. مژده دهنده و بیم دهنده است. ولی بیشتر آنان [از این دریای معارف] روی گرداندند و به گوش [جان] نمی‌شنوند.///مژده دهنده و بیم دهنده است. ولی بیشتر آنان [از این دریای معارف] روی گرداندند و به گوش [جان] نمی‌شنوند.///هم مژده‌دهنده است و هم بیم‌دهنده. بیشترشان از آن اعراض کرده‌اند و سخن نمى‌شنوند.///بشارتگر و هشدار دهنده است. ولى بیشتر آنان رویگردان شدند، از این رو [چیزى‌] نمى‌شنوند///بشارتگر و هشداردهنده است. و [لى‌] بیشتر آنان رویگردان شدند، در نتیجه [چیزى را] نمى‌شنوند.///[کتابى] نویدبخش و هشداردهنده؛ پس [با این حال] بسیارى از مردم روى‌گردان شدند و [نداى قرآن را] نمى‌شنوند.///قرآنی است که (نیکان را به وعده رحمت حق) بشارت می‌دهد و (بدان را از عذاب قهر) می‌ترساند اما اکثر مردم اعراض کرده و (اندرز و نصایحش) نمی‌شنوند.///که مژده‌آور و هشداردهنده است، ولی بیشترینه آنان روی گردان شدند که به گوش [دل‌] نمی‌شنوند///قرآنی که بشارت دهنده و بیم دهنده است؛ ولی بیشتر آنان روی گردان شدند؛ از این رو چیزی نمی‌شنوند!///نویددهنده و بیم‌دهنده پس روی برتافتند بیشتر ایشان پس نمی‌شنوند///حال آنکه بشارتگر و هشداردهنده است و (اما) بیشتر آنان (از آن) رویگرداندند. پس آنان (این شنیدنی‌ها را) نمی‌شنوند. quran_en_fa They say: "Our hearts are under veils, (concealed) from that to which thou dost invite us, and in our ears in a deafness, and between us and thee is a screen: so do thou (what thou wilt); for us, we shall do (what we will!)" و گفتند: دل‌های ما از [درک] حقایقی که ما را به آن می‌خوانی در پوشش‌های سختی است، و در گوش‌های ما سنگینی است، و میان ما و تو پرده‌ای وجود دارد، بنابراین تو کار خود را انجام بده و ما هم کار خود را انجام می‌دهیم.///و گفتند: دل‌های ما از [درک] حقایقی که ما را به آن می‌خوانی در پوشش‌های سختی است، و در گوش‌های ما سنگینی است، و میان ما و تو پرده‌ای وجود دارد، بنابراین تو کار خود را انجام بده و ما هم کار خود را انجام می‌دهیم.///گفتند: دلهاى ما از آنچه ما را بدان دعوت مى‌کنى در پرده است و گوشهامان سنگین است و میان ما و تو حجابى است. تو به کار خود پرداز و ما نیز به کار خود مى‌پردازیم.///و گفتند: دل‌هاى ما از آنچه ما را به آن مى‌خوانى سخت محجوب است، و در گوش‌هاى ما سنگینى و میان ما و تو حجابى است. پس تو به کار خود پرداز ما [هم‌] به کار خود مى‌پردازیم///و گفتند: «دلهاى ما از آنچه ما را به سوى آن مى‌خوانى سخت محجوب و مهجور است. و در گوشهاى ما سنگینى و میان ما و تو پرده‌اى است؛ پس تو کار خود را بکن ما [هم‌] کار خود را مى‌کنیم.»///و گفتند: «دل‌هاى ما از آنچه ما را به سوى آن دعوت مى‌کنى، در پوششی سخت است. و در گوش‌هاى ما سنگینى است، و میان ما و تو پرده‌ای است. پس تو [کار خود را] انجام بده، ما نیز [کار خود را] مى‌کنیم.»///و مشرکان گفتند: دلهای ما از قبول دعوتت سخت محجوب و گوش ما از شنیدن سخت سنگین و میان ما و تو حجاب (ضخیم و فاصله بسیار) است، تو به کار (دین) خود پرداز ما هم البته (به کیش خویش) عمل می‌کنیم.///و گویند دلهای ما از آنچه ما را به آن می‌خوانید در پوشش است و در گوشهایمان سنگینی‌ای، و میان ما و تو حجابی است، هر چه خواهی کن که ما نیز کننده‌ایم‌///آنها گفتند: «قلبهای ما نسبت به آنچه ما را به آن دعوت می‌کنی در پوششهایی قرار گرفته و در گوشهای ما سنگینی است، و میان ما و تو حجابی وجود دارد؛ پس تو بدنبال عمل خود باش، ما هم برای خود عمل می‌کنیم!»///و گفتند دلهای ما در پوششهائی است از آنچه می‌خوانید ما را بدان و در گوشهای ما است سنگینی و میان ما و تو است پرده‌ای پس عمل میکن که مائیم عمل‌کنندگان‌///و گفتند: «دل‌های ما از آنچه ما را سوی آن می‌خوانی (و می‌خواهی‌) سخت در پوشش‌هایی است، و در گوشهایمان سنگینی و میان ما و تو پرده‌ای است‌؛ پس تو کار خود را انجام بده، (که) ما (نیز) همواره (کار خود را) انجام دهنده‌ایم.» quran_en_fa Say thou: "I am but a man like you: It is revealed to me by Inspiration, that your Allah is one Allah: so stand true to Him, and ask for His Forgiveness." And woe to those who join gods with Allah,- بگو: من بشری مانند شما هستم، [نه از جنسی دیگر که سخنم را نفهمید] به من وحی می‌شود که معبود شما فقط معبود یکتاست، پس [با دوری از افراط و تفریط] به سوی او رو کنید، و از او آمرزش بخواهید، و وای بر مشرکان؛///بگو: من بشری مانند شما هستم، [نه از جنسی دیگر که سخنم را نفهمید] به من وحی می‌شود که معبود شما فقط معبود یکتاست، پس [با دوری از افراط و تفریط] به سوی او رو کنید، و از او آمرزش بخواهید، و وای بر مشرکان؛///بگو: من انسانى هستم همانند شما. به من وحى شده که خدایتان خدایى است یکتا. پس بدو روى آورید و از او آمرزش بخواهید. و واى بر مشرکان:///بگو: من تنها بشرى چون شمایم، [جز این که‌] به من وحى مى‌شود که خداى شما خداى یگانه است. پس مستقیما به او توجه کنید و از او آمرزش بخواهید، و واى بر مشرکان///بگو: «من، بشرى چون شمایم، جز اینکه به من وحى مى‌شود که خداى شما خدایى یگانه است. پس مستقیما به سوى او بشتابید و از او آمرزش بخواهید. و واى بر مشرکان.»///[اى پیامبر! به مردم] بگو: «من نیز بشرى هستم مانند شما [و از جنس خودتان. با این تفاوت که] به من وحى مى‌شود که خداى شما فقط خدایى یکتاست. پس بدون انحراف به سوى او رو کنید و از او آمرزش بخواهید. و واى بر مشرکان!///بگو که من هم مانند شما بشری هستم جز آنکه مرا وحی می‌رسد که پروردگار شما خدای یکتای بی‌همتاست، پس همه مستقیم به راه دین او شتابید و از او آمرزش طلبید. و وای به حال مشرکان.///بگو جز این نیست که من بشری مانند شما هستم [با این تفاوت‌] که به من وحی می‌شود که خدای شما خدای یگانه است، در کار او راست و درست باشید و از او آمرزش بخواهید، و وای بر مشرکان‌///بگو: من فقط انسانی مثل شما هستم؛ این حقیقت بر من وحی می‌شود که معبود شما معبودی یگانه است؛ پس تمام توجه خویش را به او کنید و از وی آمرزش طلبید؛ وای بر مشرکان!///بگو همانا منم بشری مانند شما وحی می‌شود بسویم که خدای شما خدای یکتا است پس استقامت کنید بسویش و آمرزش از او خواهید و وای بر مشرکان‌///بگو: «من تنها بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی است یگانه. پس (بعد از هر گونه کژی) فراسوی او پایداری پربها و راستا و پای برجا بجویید و از او پوشش بخواهید. و وای بر مشرکان!» quran_en_fa Those who practise not regular Charity, and who even deny the Hereafter. همانان که زکات نمی‌دهند و آخرت را انکار می‌کنند.///همانان که زکات نمی‌دهند و آخرت را انکار می‌کنند.///آنهایى که زکات نمى‌دهند و به آخرت ایمان ندارند.///همان‌ها که زکات نمى‌دهند و ایشان به آخرت کافرند///همان کسانى که زکات نمى‌دهند و آنان که به آخرت ناباورند.///کسانى که زکات نمى‌پردازند. و آنان به آخرت کافرند.»///آنان که زکات (به فقیران بینوا) هرگز نمی‌دهند و به عالم آخرت به کلی کافرند.///کسانی که زکات نمی‌پردازند و هم ایشان آخرت را منکرند///همانها که زکات را نمی‌پردازند، و آخرت را منکرند!///آنان که نمی‌دهند زکات را و ایشانند به آخرت کافران‌///کسانی که زکات نمی‌دهند و ایشان به آخرت کافرانند. quran_en_fa For those who believe and work deeds of righteousness is a reward that will never fail. بی تردید کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، برای آنان پاداشی همیشگی است.///بی تردید کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، برای آنان پاداشی همیشگی است.///آنان را که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته مى‌کنند، پاداشى است تمام ناشدنى.///همانا کسانى که ایمان آورده، کارهاى شایسته کردند، آنان را پاداشى بى‌پایان است///کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند آنان را پاداشى بى‌پایان است.///کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته مى‌کنند، پاداشی همیشگی [و بى‌منت] دارند.///آنان که ایمان آورده و نیکوکار شدند البته پاداش بی‌پایان خواهند یافت.///بی‌گمان کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند پاداشی ناکاسته [/بی‌منت‌] دارند///اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند، پاداشی دائمی دارند!///همانا آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند ایشان را است مزدی بی‌منت (یا بی‌پایان)///کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته‌‌ (ی ایمان) کرده‌اند، بی‌گمان برایشان پاداشی بی‌‌پایان و بی‌‌منت و ناگسستنی است. quran_en_fa Say: Is it that ye deny Him Who created the earth in two Days? And do ye join equals with Him? He is the Lord of (all) the Worlds. بگو: آیا شما به کسی که زمین را در دو روز آفرید، کفر می‌ورزید، و برای او همتایانی قرار می‌دهید؟! [ساحت مقدسش از این پیرایه‌ها پاک است] آن [توانمندی که زمین را آفرید] پروردگار جهانیان است.///بگو: آیا شما به کسی که زمین را در دو روز آفرید، کفر می‌ورزید، و برای او همتایانی قرار می‌دهید؟! [ساحت مقدسش از این پیرایه‌ها پاک است] آن [توانمندی که زمین را آفرید] پروردگار جهانیان است.///بگو: آیا به کسى که زمین را در دو روز آفریده است کافر مى‌شوید و براى او همتایان قرار مى‌دهید؟ اوست پروردگار جهانیان.///بگو: آیا شما واقعا به آن کسى که زمین را در دو روز آفرید، کافر مى‌شوید و براى او همتایانى قرار مى‌دهید؟ او پروردگار جهانیان است///بگو: «آیا این شمایید که واقعا به آن کسى که زمین را در دو هنگام آفرید، کفر مى‌ورزید و براى او همتایانى قرار مى‌دهید؟ این است پروردگار جهانیان.»///بگو: «آیا شما به کسى که زمین را در دو روز آفریده است، کفر مى‌ورزید و براى او همتایانى قرار مى‌دهید؟ اوست پروردگار جهانیان.»///بگو که آیا شما به خدا که زمین (جهان) را در دو روز بیافرید کافر می‌شوید و بر او مثل و مانند قرار می‌دهید؟! او خدای جهانیان است (نه بتها و معبودان شما. در این آیه شریفه شاید یک معنا عالم اجسام باشد و دو روز، دو نوع بسیط و مرکب یا جواهر و اعراض اجسام مقصود باشد).///بگو آیا شما به کسی که زمین را در دو روز آفریده است، کفر می‌ورزید و برای او همتایانی قائل می‌شوید، اوست که پروردگار جهانیان است‌///بگو: آیا شما به آن کس که زمین را در دو روز آفرید کافر هستید و برای او همانندهایی قرارمی‌دهید؟! او پروردگار جهانیان است!///بگو آیا شما کفر می‌ورزید بدانکه بیافریده است زمین را در دو روز و قرار دهید برایش همتایانی این است پروردگار جهانیان‌///بگو: «آیا (این) شمایید، که بی‌گمان به آن کسی که زمین را در دو روز [: زمان] آفرید، همی کفر می‌ورزید و برای او همتایانی قرار می‌دهید؟ این (بزرگ)، پروردگار جهانیان است‌.» quran_en_fa He set on the (earth), mountains standing firm, high above it, and bestowed blessings on the earth, and measure therein all things to give them nourishment in due proportion, in four Days, in accordance with (the needs of) those who seek (Sustenance). و در روی زمین کوه‌های استواری پدید آورد، و در آن منافع فراوانی آفرید و رزق [روزی خوارانش] را در آن به مدت چهار دوره [بهار، تابستان، پاییز و زمستان] تقدیر کرد [آن هم] یکسان و به اندازه برای خواهندگان.///و در روی زمین کوه‌های استواری پدید آورد، و در آن منافع فراوانی آفرید و رزق [روزی خوارانش] را در آن به مدت چهار دوره [بهار، تابستان، پاییز و زمستان] تقدیر کرد [آن هم] یکسان و به اندازه برای خواهندگان.///بر روى زمین کوه‌ها پدید آورد و آن را پر برکت ساخت و رزق همه را معین کرد، در چهار روز یکسان براى همه سائلان.///و در زمین کوه‌هاى ریشه‌دارى بر روى آن قرار داد و در آن خیر و برکت نهاد و رزق و روزى آن را در چهار روز درست به اندازه‌ى نیاز تقاضا کنندگان تقدیر نمود///و در [زمین‌]، از فراز آن [لنگرآسا] کوهها نهاد و در آن خیر فراوان پدید آورد، و مواد خوراکى آن را در چهار روز اندازه‌گیرى کرد [که‌] براى خواهندگان، درست [و متناسب با نیازهایشان‌] است.///و در روى زمین کوه‌هایى استوار قرار داد و در آن [کوه‌ها] خیر فراوان نهاد. و در چهار روز، رزق و روزى اهل زمین را مقدر کرد که براى تمام نیازمندان، کافی است.///و او روی زمین کوهها برافراشت و انواع برکات (و منابع از معادن و چشمه‌ها و درختان) بسیار در آن قرار داد و قوت و ارزاق اهل زمین را در چهار روز (برای هر شهر و دیاری) مقدر و معین فرمود و روزی طلبان را یکسان در کسب روزی خود گردانید (تا همه روزی خورند).///و بر روی آن [زمین‌]، کوههای استوار آفرید و به آن برکت بخشید و در چهار روز زاد و برگ آن را در آن آماده ساخت، که برای خواهندگان یکسان است‌///او در زمین کوه‌های استواری قرار داد و برکاتی در آن آفرید و مواد غذایی آن را مقدر فرمود، - اینها همه در چهار روز بود - درست به اندازه نیاز تقاضا کنندگان!///و نهاده است در آن لنگرهائی از فراز آن و برکت نهاده است در آن و مقرر گردانید در آن روزیهایش را در چهار روز یکسان (برابر) برای پرسش‌کنندگان‌///و در (سفینه‌ی) زمین، از فراز آن (لنگر آسا) کوه‌ها (یی همچون میخ در بن زمین) و در آن برکتی فراوان پدید آورد و خوراکی‌های آن را در چهار روز [: زمان] (دیگر) اندازه‌گیری کرد (که) برای خواهندگان (به گونه‌ای) برابر (با یکدیگر و با نیازشان) است. quran_en_fa Moreover He comprehended in His design the sky, and it had been (as) smoke: He said to it and to the earth: "Come ye together, willingly or unwillingly." They said: "We do come (together), in willing obedience." آن گاه آهنگ آفرینش آسمان کرد، در حالی که به صورت دود بود، پس به آن و به زمین گفت: خواه یا ناخواه بیایید. آن دو گفتند: فرمانبردار آمدیم.///آن گاه آهنگ آفرینش آسمان کرد، در حالی که به صورت دود بود، پس به آن و به زمین گفت: خواه یا ناخواه بیایید. آن دو گفتند: فرمانبردار آمدیم.///سپس به آسمان پرداخت و آن دودى بود. پس به آسمان و زمین گفت: خواه یا ناخواه بیایید. گفتند: فرمانبردار آمدیم.///سپس به آسمان پرداخت در حالى که [به صورت‌] دودى بود. پس به آن و به زمین گفت: با میل یا اجبار بیایید. گفتند: فرمانبردارانه آمدیم///سپس آهنگ [آفرینش‌] آسمان کرد، و آن بخارى بود. پس به آن و به زمین فرمود: «خواه یا ناخواه بیایید.» آن دو گفتند: «فرمان‌پذیر آمدیم.»///سپس به [آفرینش] آسمان پرداخت، در حالى که [به صورت] دود بود. پس به آن و زمین فرمود: «خواه یا ناخواه بیایید [و شکل بگیرید].» گفتند: «فرمانبردار آمدیم [و شکل گرفتیم].»///و آن گاه به خلقت آسمانها توجه کامل فرمود که آسمانها دودی بود، پس (به امر نافذ تکوینی) به آسمان و زمین فرمود که همه (به سوی خدا و اطاعت فرمان حق) به شوق و رغبت یا به جبر و کراهت بشتابید. آنها عرضه داشتند: ما با کمال شوق و میل می‌شتابیم.///سپس به آسمان پرداخت که به صورت دودی [/بخاری‌] بود، به آن و به زمین فرمود خواه یا ناخواه رام شوید، [به زبان حال‌] گفتند البته رام و تسلیم هستیم‌///سپس به آفرینش آسمان پرداخت، در حالی که بصورت دود بود؛ به آن و به زمین دستور داد: «به وجود آیید (و شکل گیرید)، خواه از روی اطاعت و خواه اکراه!» آنها گفتند: «ما از روی طاعت می‌آییم (و شکل می‌گیریم)!»///سپس پرداخت به آسمان و بود آن دودی پس گفت بدان و به زمین بیائید خواه و ناخواه گفتند آمدیم فرمانبرداران‌///سپس آهنگ (آفرینش) آسمان کرد، در حالی که بخاری (گازین) بود. پس به آن و به زمین (با سخنی تکوینی) فرمود: «خواه یا ناخواه بیایید.» آن دو گفتند: «فرمان‌پذیر آمدیم.» quran_en_fa So He completed them as seven firmaments in two Days, and He assigned to each heaven its duty and command. And We adorned the lower heaven with lights, and (provided it) with guard. Such is the Decree of (Him) the Exalted in Might, Full of Knowledge. پس آنها را در دو روز به صورت هفت آسمان به انجام رسانید [و محکم و استوار ساخت]، و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد، و آسمان دنیا را با چراغ هایی آرایش دادیم و [از استراق سمع شیطان‌ها] حفظ کردیم، این است اندازه گیری توانای شکست ناپذیر و دانا.///پس آنها را در دو روز به صورت هفت آسمان به انجام رسانید [و محکم و استوار ساخت]، و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد، و آسمان دنیا را با چراغ هایی آرایش دادیم و [از استراق سمع شیطان‌ها] حفظ کردیم، این است اندازه گیری توانای شکست ناپذیر و دانا.///آنگاه هفت آسمان را در دو روز پدید آورد. و در هر آسمانى کارش را به آن وحى کرد. و آسمان فرودین را به چراغهایى بیاراستیم و محفوظش داشتیم. این است تدبیر آن پیروزمند دانا.///پس آنها را در دو روز [یا دوره‌] هفت آسمان کرد و در هر آسمانى کار [مربوط به‌] آن را وحى کرد، و آسمان نزدیک‌تر را به چراغ‌ها آذین کردیم و حفاظت [نمودیم‌]. این تدبیر آن نیرومند داناست///پس آنها را [به صورت‌] هفت آسمان، در دو هنگام مقرر داشت و در هر آسمانى کار [مربوط به‌] آن را وحى فرمود، و آسمان [این‌] دنیا را به چراغها آذین کردیم و [آن را نیک‌] نگاه داشتیم؛ این است اندازه‌گیرى آن نیرومند دانا.///پس آنها را در دو روز، در قالب هفت آسمان درآورد. و در هر آسمانى کار آن را وحى [و مقرر] فرمود. ما آسمان دنیا را به ستارگان آراستیم و آن را وسیله‌ى حفظ [آسمان‌ها] قرار دادیم. این است تقدیر خداى توانای دانا.///آن گاه نظم هفت آسمان را در دو روز استوار فرمود و در هر آسمانی (نظم) امرش را وحی فرمود، و آسمان (محسوس) دنیا را به چراغهای رخشنده (مهر و ماه و انجم) زیب و زیور دادیم و آن را (از ورود شیاطین) حفظ کردیم. این (نظام آسمان و زمین) تقدیر خدای مقتدر داناست.///آنگاه آنها را به صورت آسمانهای هفت‌گانه در دو روز استوار کرد و در هر آسمانی امرش را وحی کرد، و آسمان دنیا را به چراغها [ی ستارگان‌] آراستیم و آن را محفوظ داشتیم، این اندازه آفرینی [خداوند] پیروزمند داناست‌///در این هنگام آنها را بصورت هفت آسمان در دو روز آفرید، و در هر آسمانی کار آن (آسمان) را وحی (و مقرر) فرمود، و آسمان پایین را با چراغهایی [= ستارگان‌] زینت بخشیدیم، و (با شهابها از رخنه شیاطین) حفظ کردیم، این است تقدیر خداوند توانا و دانا!///پس گذراند آنها را هفت آسمان در دو روز و وحی کرد در هر آسمانی امر آن را و آراستیم آسمان نزدیک را به چراغهائی و نگهبانی را این است کارپردازی خداوند عزتمند دانا///پس آنها را (به صورت) هفت آسمان، در دو روز [: زمان] مقرر داشت و در هر آسمان کار (مربوط به) آن را وحی فرمود. و آسمان نزدیکتر را به چراغ‌هایی (از ستارگان) بیاراستیم و (نیز) برای نگهبانی (از دزدان آسمانی). این است اندازه‌گیری آن عزیز بسیار دانا. quran_en_fa But if they turn away, say thou: "I have warned you of a stunning Punishment (as of thunder and lightning) like that which (overtook) the 'Ad and the Thamud!" اگر روی گرداندند، بگو: من شما را از صاعقه‌ای [مرگبار] چون صاعقه عاد و ثمود بیم می‌دهم.///اگر روی گرداندند، بگو: من شما را از صاعقه‌ای [مرگبار] چون صاعقه عاد و ثمود بیم می‌دهم.///پس اگر اعراض کردند، بگو: شما را از صاعقه‌اى همانند صاعقه‌اى که بر عاد و ثمود فرود آمد مى‌ترسانم.///پس اگر روى برتافتند بگو: شما را از صاعقه‌اى مانند صاعقه عاد و ثمود هشدار دادم///پس اگر روى برتافتند بگو: «شما را از آذرخشى چون آذرخش عاد و ثمود بر حذر داشتم.»///پس اگر [از حق] روى‌گرداندند، بگو: «من شما را از صاعقه‌اى همچون صاعقه‌ى قوم عاد و ثمود مى‌ترسانم.»///پس اگر کافران (پس از این ادله و آیات الهی از خدا) اعراض کردند به آنها بگو: من شما را از صاعقه‌ای مانند صاعقه هلاک عاد و ثمود ترسانیدم.///و اگر رویگردان شدند بگو شما را از صاعقه‌ای مانند صاعقه عاد و ثمود هشدار می‌دهم‌///اگر آنها روی‌گردان شوند، بگو: من شما را از صاعقه‌ای همانند صاعقه عاد و ثمود می‌ترسانم!///پس اگر روی برتابند بگو ترسانیدم شما را از صاعقه (آتش آسمانی) مانند صاعقه عاد و ثمود///پس اگر روی برتافتند بگو: «شما را از خروشی آتشین، چون آذرخش عاد و ثمود بر حذر داشتم.» quran_en_fa Behold, the messengers came to them, from before them and behind them, (preaching): "Serve none but Allah." They said, "If our Lord had so pleased, He would certainly have sent down angels (to preach). Now we reject your mission (altogether)." هنگامی که پیامبران از پیش رو و پشت سرشان به سوی آنان آمدند [و گفتند:] که جز خدا را نپرستید. گفتند: اگر پروردگار ما می‌خواست [که ما مؤمن شویم و او را بپرستیم] فرشتگانی نازل می‌کرد [تا دعوتش را به ما ابلاغ کنند]؛ بنابراین ما به آنچه شما به آن فرستاده شده‌اید، کافریم.///هنگامی که پیامبران از پیش رو و پشت سرشان به سوی آنان آمدند [و گفتند:] که جز خدا را نپرستید. گفتند: اگر پروردگار ما می‌خواست [که ما مؤمن شویم و او را بپرستیم] فرشتگانی نازل می‌کرد [تا دعوتش را به ما ابلاغ کنند]؛ بنابراین ما به آنچه شما به آن فرستاده شده‌اید، کافریم.///آنگاه که رسولان پیش و بعد آنها نزدشان آمدند و گفتند که جز خداى یکتا را مپرستید، گفتند: اگر پروردگار ما مى‌خواست فرشتگان را از آسمان نازل مى‌کرد. ما به آنچه شما بدان مبعوث شده‌اید ایمان نمى‌آوریم.///چون فرستادگان [ما] از پیش رو و از پشت سرشان به سراغشان آمدند [و گفتند] که جز خدا را مپرستید. گفتند: اگر پروردگار ما مى‌خواست [پیامبر بفرستد]، قطعا فرشتگانى مى‌فرستاد، پس ما به آنچه بدان مبعوث شده‌اید کافریم///چون فرستادگان [ما] از پیش رو و از پشت سرشان بر آنان آمدند [و گفتند:] «زنهار، جز خدا را مپرستید»، گفتند: «اگر پروردگار ما مى‌خواست، قطعا فرشتگانى فرومى‌فرستاد، پس ما به آنچه بدان فرستاده شده‌اید کافریم.»///آن‌گاه که فرستادگان [ما] از هر سو به سراغشان آمدند [و گفتند:] «جز خداوند را نپرستید!» [اما آنان در پاسخ] گفتند: «اگر پروردگار ما مى‌خواست [پیامبرى بفرستد،] قطعا فرشتگانى را مى‌فرستاد. پس ما به آنچه شما را به آن فرستاده‌اند، کافریم.»///که بر آنها از هر جانب رسولان حق آمدند (و گفتند) که جز خدای یکتا را نپرستید. کافران باز گفتند: اگر خدا می‌خواست (که ما ایمان آوریم) فرشتگان را به رسالت می‌فرستاد، پس ما به کتب و احکام شما (رسولان بشری) کافریم.///چنین بود که پیامبران آنان پیش از آنان و پس از آنان آمدند که جز خداوند را مپرستید، گفتند اگر پروردگارمان می‌خواست فرشتگانی می‌فرستاد، پس ما رسالت شما را منکریم‌///در آن هنگام که رسولان از پیش رو و پشت سر (و از هر سو) به سراغشان آمدند (و آنان را دعوت کردند) که جز خدا را نپرستید آنها گفتند: «اگر پروردگار ما می‌خواست فرشتگانی نازل می‌کرد؛ از این رو ما به آنچه شما مبعوث به آن هستید کافریم!»///گاهی که بیامدشان فرستادگان از پیش روی ایشان و از پشت سر ایشان که نپرستید جز خدا را گفتند اگر می‌خواست پروردگار ما هر آینه می‌فرستاد فرشتگانی و همانا مائیم بدانچه فرستاده شدید بدان کافران‌///چون فرستادگان (ما) از پیش رویشان و از پشت (سر) شان سویشان آمدند (و گفتند:) «جز خدا را نپرستید»، گفتند: «اگر پروردگار ما می‌خواست، همانا (برایمان) فرشتگانی فرو می‌فرستاد. پس بی‌گمان ما به آنچه بدان فرستاده شده‌اید کافریم.» quran_en_fa Now the 'Ad behaved arrogantly through the land, against (all) truth and reason, and said: "Who is superior to us in strength?" What! did they not see that Allah, Who created them, was superior to them in strength? But they continued to reject Our Signs! اما قوم عاد به ناحق در زمین تکبر کردند و گفتند: نیرومندتر از ما کیست؟ آیا ندانستند خدایی که آنان را آفرید از آنان نیرومندتر است؟ و [به گمان اینکه نیرومندتر از آنان وجود ندارد] همواره آیات ما را انکار می‌کردند.///اما قوم عاد به ناحق در زمین تکبر کردند و گفتند: نیرومندتر از ما کیست؟ آیا ندانستند خدایی که آنان را آفرید از آنان نیرومندتر است؟ و [به گمان اینکه نیرومندتر از آنان وجود ندارد] همواره آیات ما را انکار می‌کردند.///اما قوم عاد، به ناحق در روى زمین گردنکشى کردند و گفتند: چه کسى از ما نیرومندتر است؟ آیا نمى‌دیدند که خدایى که آنها را آفریده است از آنها نیرومندتر است که آیات ما را انکار مى‌کردند؟///و اما عادیان، به ناحق، در زمین سر برافراشتند و گفتند: چه کسى از ما نیرومندتر است؟ آیا ندانسته‌اند که آن خدایى که خلقشان کرده خود از ایشان نیرومندتر است؟ و [به خاطر این احساس قدرت‌] آیات ما را انکار مى‌کردند///و اما عادیان، به ناحق، در زمین سر برافراشتند و گفتند: «از ما نیرومندتر کیست؟» آیا ندانسته‌اند که آن خدایى که خلقشان کرده خود از ایشان نیرومندتر است؟ و در نتیجه آیات ما را انکار مى‌کردند.///پس قوم عاد به ناحق در زمین تکبر ورزیدند و گفتند: «کیست که از ما نیرومندتر باشد؟» آیا ندیدند که همان خداوندى که آنان را آفرید، نیرومندتر از آنهاست؟ و پیوسته به آیات ما کفر می‌ورزیدند.///اما قوم عاد در زمین به ناحق تکبر و سرکشی کردند و گفتند که از ما نیرومندتر (در جهان) کیست؟ آیا آنها ندیده و ندانستند که خدایی که آنها را خلق فرموده بسیار از آنان تواناتر است؟ و آنها آیات (قدرت) ما را (با وجود این برهان) انکار می‌کردند.///اما قوم عاد در آن سرزمین به ناحق سرکشی کردند و گفتند چه کسی از ما پرتوان‌تر است؟ آیا ننگریسته‌اند که خداوندی که آنان را آفریده است، از آنها پرتوان‌تر است؟ [این چنین بود که‌] آیات ما را انکار می‌کردند///اما قوم عاد بناحق در زمین تکبر ورزیدند و گفتند: «چه کسی از ما نیرومندتر است؟!» آیا نمی‌دانستند خداوندی که آنان را آفریده از آنها قویتر است؟ و (به خاطر این پندار) پیوسته آیات ما را انکار می‌کردند.///اما عاد پس کبر ورزیدند در زمین به ناحق و گفتند کیست سخت‌تر از ما به نیرو آیا ندیدند آنکه خدائی که آفریدشان سخت‌تر از ایشان به نیرو و بودند به آیتهای ما انکار می‌کردند///پس اما عادیان، بناحق در زمین سر تکبر برافراشتند و گفتند: «از ما نیرومندتر کیست‌؟» آیا و ندیدند که آن خدایی که خلقشان کرده، (هم) او از ایشان نیرومندتر است‌؟ حال آنکه آنان آیات ما را انکار (و انگار) می‌کرده‌اند. quran_en_fa So We sent against them a furious Wind through days of disaster, that We might give them a taste of a Penalty of humiliation in this life; but the Penalty of a Hereafter will be more humiliating still: and they will find no help. سرانجام تندبادی سخت و سرد در روزهایی شوم بر آنان فرستادیم تا در زندگی دنیا عذاب خواری و رسوایی را به آنان بچشانیم، و بی تردید عذاب آخرت رسوا کننده‌تر است و آنان [در آن روز] یاری نخواهند شد.///سرانجام تندبادی سخت و سرد در روزهایی شوم بر آنان فرستادیم تا در زندگی دنیا عذاب خواری و رسوایی را به آنان بچشانیم، و بی تردید عذاب آخرت رسوا کننده‌تر است و آنان [در آن روز] یاری نخواهند شد.///ما نیز بادى سخت و غران در روزهایى شوم بر سرشان فرستادیم تا در دنیا عذاب خوارى را به آنها بچشانیم. و عذاب آخرت خوارکننده‌تر است و کسى به یاریشان برنخیزد.///پس بر آنها تندبادى غرنده در روزهایى شوم فرستادیم تا در زندگى دنیا عذاب رسوایى را بدانان بچشانیم، و قطعا عذاب آخرت رسوا کننده‌تر است و ایشان یارى نمى‌شوند///پس بر آنان تندبادى توفنده در روزهایى شوم فرستادیم تا در زندگى دنیا عذاب رسوایى را بدانان بچشانیم و قطعا عذاب آخرت رسواکننده‌تر است و آنان یارى نخواهند شد.///پس ما در روزهایی شوم، بادى سرد و توفنده و سمی را بر آنان فرستادیم تا عذاب خوارى و رسوایی را در همین دنیا به آنان بچشانیم. و قطعا عذاب آخرت رسواکننده‌تر است. و آنان یارى نخواهند شد.///ما هم بر هلاک آن قوم عاد باد تندی در ایام نحس شوم فرستادیم تا به آنها عذاب ذلت و خذلان را در دنیا بچشانیم در صورتی که خواری عذاب آخرت بیش از دنیاست و آنجا هیچ کس یاری آنها نخواهد کرد.///آنگاه بر ایشان بادی سخت سرد، در روزهای شوم، فرستادیم که به آنان عذاب رسواگر را در زندگانی دنیا بچشانیم و عذاب اخروی رسواگرتر است، و آنان یاری نیابند///سرانجام تندبادی شدید و هول‌انگیز و سرد و سخت در روزهایی شوم و پرغبار بر آنها فرستادیم تا عذاب خوارکننده را در زندگی دنیا به آنها بچشانیم؛ و عذاب آخرت از آن هم خوارکننده‌تر است، و (از هیچ طرف) یاری نمی‌شوند!///پس فرستادیم بر ایشان بادی سخت را در روزهائی شوم تا چشانیمشان عذاب خواری را در زندگانی دنیا و هر آینه عذاب آخرت است خوارتر و ایشان یاری نشوند///پس بر آنان تندبادی توفنده و زیان‌بار و بسی سرد، در روزهایی شوم فرستادیم تا در زندگی دنیا عذاب رسوایی را بدانان بچشانیم و عذاب آخرت بی‌گمان رسواکننده‌تر است؛ حال آنکه آنان یاری نشوند. quran_en_fa As to the Thamud, We gave them Guidance, but they preferred blindness (of heart) to Guidance: so the stunning Punishment of humiliation seized them, because of what they had earned. و اما ثمودیان، پس آنان را هدایت کردیم، ولی آنان کوردلی را بر هدایت ترجیح دادند، پس به کیفر اعمالی که همواره مرتکب می‌شدند، بانگ عذاب خوارکننده آنان را فراگرفت؛///و اما ثمودیان، پس آنان را هدایت کردیم، ولی آنان کوردلی را بر هدایت ترجیح دادند، پس به کیفر اعمالی که همواره مرتکب می‌شدند، بانگ عذاب خوارکننده آنان را فراگرفت؛///اما قوم ثمود، هدایتشان کردیم. و آنها کورى را از هدایت بیشتر دوست مى‌داشتند. تا آنکه به خاطر اعمالى که مى‌کردند صاعقه عذاب خوارکننده آنها را فروگرفت.///و اما ثمودیان، پس آنها را هدایت کردیم، ولى کورى را بر هدایت برگزیدند، پس به خاطر آنچه مرتکب مى‌شدند صاعقه‌ى عذاب خفت‌بار آنها را در گرفت///و اما ثمودیان: پس آنان را راهبرى کردیم و [لى‌] کوردلى را بر هدایت ترجیح دادند، پس به [کیفر] آنچه مرتکب مى‌شدند صاعقه عذاب خفت‌آور آنان را فروگرفت.///و اما قوم ثمود، آنان را هدایت کردیم؛ ولى کوردلى را بر هدایت ترجیح دادند. پس به کیفر دستاوردشان، صاعقه‌ی عذاب خفت‌بار آنان را فروگرفت.///اما قوم ثمود را نیز (رسول فرستادیم و) هدایت کردیم لیکن آنها خود کوری (جهل و ضلالت) را بر هدایت بگزیدند، پس آنها را هم صاعقه عذاب خواری و هلاکت به کیفر کردارشان فرا گرفت.///و اما قوم ثمود هدایتشان کردیم، ولی سرگشتگی را از هدایت خوشتر داشتند، آنگاه به خاطر کار و کردارشان، صاعقه عذاب رسواگر آنان را فرو گرفت‌///اما ثمود را هدایت کردیم، ولی آنها نابینایی را بر هدایت ترجیح دادند؛ به همین جهت صاعقه -آن عذاب خوارکننده- به خاطر اعمالی که انجام می‌دادند آنها را فروگرفت!///و اما ثمود پس راهنمائیشان کردیم پس برگزیدند کوری را بر رهبری پس بگرفتشان صاعقه شکنجه خواری بدانچه بودند دست می‌آورند///و اما ثمودیان؛ پس آنان را راه نمودیم؛ پس کوردلی (و گمراهی) را بر هدایت ترجیح دادند. پس به (کیفر) آنچه مرتکب می‌شده‌اند، خروش آتش زبانه‌دار عذاب خفت‌بار آنان را بر گرفت. quran_en_fa But We delivered those who believed and practised righteousness. و کسانی را که ایمان آورده و همواره پرهیزکاری می‌کردند، نجات دادیم.///و کسانی را که ایمان آورده و همواره پرهیزکاری می‌کردند، نجات دادیم.///و ما کسانى را که ایمان آورده بودند و پرهیزگار بودند نجات دادیم.///و کسانى را که ایمان آورده و پرهیزکارى مى‌کردند نجات دادیم///و کسانى را که ایمان آورده بودند و پروا مى‌داشتند رهانیدیم.///و ما [از عاد و ثمود،] آنان را که ایمان آوردند و پرهیزکار بودند، نجات دادیم.///و آنان که ایمان آوردند و خدا ترس و پرهیزکار بودند همه را نجات دادیم.///و کسانی را که ایمان آورده و پروا پیشه کرده بودند رهاندیم‌///و کسانی را که ایمان آوردند و پرهیزگار بودند نجات بخشیدیم!///و رهانیدیم آنان را که ایمان آوردند و بودند پرهیز می‌کردند///و کسانی را که ایمان آوردند و پروا می‌داشته‌اند رهانیدیم. quran_en_fa On the Day that the enemies of Allah will be gathered together to the Fire, they will be marched in ranks. و [یاد کن] روزی را که دشمنان خدا به سوی آتش گرد آورده می‌شوند، پس آنان را از حرکت باز می‌دارند [تا گروه‌های دیگر به آنان ملحق شوند.]///و [یاد کن] روزی را که دشمنان خدا به سوی آتش گرد آورده می‌شوند، پس آنان را از حرکت باز می‌دارند [تا گروه‌های دیگر به آنان ملحق شوند.]///و روزى که دشمنان خدا را گرد آورند و به صف برانندشان،///و روزى که دشمنان خدا به سوى آتش گردآورى و سپس یکجا بازداشت مى‌شوند///و [یاد کن‌] روزى را که دشمنان خدا به سوى آتش گردآورده و بازداشت [و دسته دسته تقسیم‌] مى‌شوند.///و [یاد کن] روزى که دشمنان خدا جمع گشته، به سوى دوزخ آورده مى‌شوند و آنان را از حرکت بازمى‌دارند [تا گروه‌هاى دیگر به آنان ملحق شوند].///و روزی که همه دشمنان خدا را گرد آورده و به سوی آتش دوزخ کشانند و آنجا برای جمع آوری بازشان دارند.///و روزی [باشد] که دشمنان خدا به سوی دوزخ گرد آیند، و به همدیگر فرارسند///به خاطر بیاورید روزی را که دشمنان خدا را جمع کرده به سوی دوزخ می‌برند، و صفوف پیشین را نگه می‌دارند (تا صفهای بعد به آنها ملحق شوند!)///و روزی که گرد آورده شوند دشمنان خدا بسوی آتش پس ایشانند بازداشت‌شدگان‌///و (یاد کن) روزی را که دشمنان خدا فراسوی آتش گرد آورده شده‌اند. پس ناگزیر و ناگریز (در آن) جمع می‌گردند. quran_en_fa At length, when they reach the (Fire), their hearing, their sight, and their skins will bear witness against them, as to (all) their deeds. وقتی به آتش می‌رسند، گوش و چشم و پوستشان به اعمالی که همواره انجام می‌دادند، گواهی می‌دهند.///وقتی به آتش می‌رسند، گوش و چشم و پوستشان به اعمالی که همواره انجام می‌دادند، گواهی می‌دهند.///چون به کنار آتش آیند، گوش و چشمها و پوستهاشان به اعمالى که مرتکب شده‌اند بر ضدشان شهادت دهند.///تا زمانى که نزد آن [آتش‌] بیایند، گوششان و دیدگانشان و پوستشان به آنچه مى‌کرده‌اند بر ضدشان گواهى دهند///تا چون بدان رسند، گوششان و دیدگانشان و پوستشان به آنچه مى‌کرده‌اند، بر ضدشان گواهى دهند.///تا چون به دوزخ برسند، گوش و چشمان و پوستشان به آنچه مى‌کردند، گواهى مى‌دهند.///تا چون همه بر در دوزخ رسند آن هنگام گوش و چشمها و پوست بدنهاشان بر جرم و گناه آنها گواهی دهند.///تا چون به آنجا رسند، گوشها و چشمها و پوستهایشان درباره آنچه کرده‌اند، بر آنان گواهی دهند///وقتی به آن می‌رسند، گوشها و چشمها و پوستهای تنشان به آنچه می‌کردند گواهی می‌دهند.///تا گاهی که آیندش گواهی دهد بر ایشان گوششان و دیده‌هاشان و پوستهاشان بدانچه بودند می‌کردند///تا چون بدان رسند، گوش‌هاشان و دیدگانشان و پوست‌ها [: بدن‌ها] شان به آنچه می‌کرده‌اند گواهی می‌دهند. quran_en_fa They will say to their skins: "Why bear ye witness against us?" They will say: "Allah hath given us speech,- (He) Who giveth speech to everything: He created you for the first time, and unto Him were ye to return. و آنان به پوستشان می‌گویند: چرا بر ضد ما گواهی دادید؟ می‌گویند: همان خدایی که هر موجودی را به سخن آورد، ما را گویا ساخت، و او شما را نخستین بار آفرید و به سوی او بازگردانده می‌شوید.///و آنان به پوستشان می‌گویند: چرا بر ضد ما گواهی دادید؟ می‌گویند: همان خدایی که هر موجودی را به سخن آورد، ما را گویا ساخت، و او شما را نخستین بار آفرید و به سوی او بازگردانده می‌شوید.///به پوستهاى خود گویند: چرا بر ضد ما شهادت دادید؟ گویند: آن خدایى که هر چیزى را به سخن مى‌آورد و شما را نخستین بار بیافرید و به او بازگشت مى‌یابید، ما را به سخن آورده است.///و به پوست [بدن‌] خود مى‌گویند: چرا بر ضد ما شهادت دادید؟ گویند: همان خدایى که هر چیز را به سخن مى‌آورد، ما را به سخن آورده و او نخستین بار شما را [که چیزى نبودید] آفرید و به سوى او برگردانده مى‌شوید///و به پوست [بدن‌] خود مى‌گویند: «چرا بر ضد ما شهادت دادید؟» مى‌گویند: «همان خدایى که هر چیزى را به زبان درآورده ما را گویا گردانیده است، و او نخستین بار شما را آفرید و به سوى او برگردانیده مى‌شوید.»///و [دوزخیان] به پوست [بدن] خود می‌گویند: «چرا علیه ما گواهى دادید؟» می‌گویند: «خداوند ما را به سخن آورد. همان که هر چیز را به سخن مى‌آورد. او که نخستین بار شما را آفرید، و فقط به سوى او برگردانده مى‌شوید.»///و آنها به اعضاء بدن گویند: چرا بر اعمال ما شهادت دادید؟ آن اعضاء جواب گویند: خدایی که همه موجودات را به نطق آورد ما را نیز گویا گردانید و او شما را نخستین بار بیافرید و باز به سوی او بازگردانیده می‌شوید.///به پوستهایشان گویند چرا بر ما گواهی دادید؟ گویند ما را خداوندی که هر چیز را به سخن درآورد، به سخن درآورده است، و او شما را نخست بار [که چیزی نبودید] آفرید، و به سوی او باز گردانده می‌شوید///آنها به پوستهای تنشان می‌گویند: «چرا بر ضد ما گواهی دادید؟!» آنها جواب می‌دهند: «همان خدایی که هر موجودی را به نطق درآورده ما را گویا ساخته؛ و او شما را نخستین بار آفرید، و بازگشتتان بسوی اوست!///و گفتند به پوستهای خویش چرا گواهی دادید بر ما گفتند به سخن آورد ما را خدائی که به سخن آورد همه چیز را و او آفرید شما را نخستین بار و بسویش بازگردانیده شوید///و به پوست‌ها [: بدن‌ها] شان گفتند: «چرا بر ضد ما شهادت دادید؟» (در پاسخ‌) گفتند: «همان خدایی که هر چیزی را به زبان در آورده، ما را (نیز) گویا گردانیده است، حال آنکه او نخستین بار شما را آفرید و تنها سوی او برگردانیده می‌شوید.» quran_en_fa "Ye did not seek to hide yourselves, lest your hearing, your sight, and your skins should bear witness against you! But ye did think that Allah knew not many of the things that ye used to do! و شما [هنگام ارتکاب گناه در دنیا] از اینکه مبادا گوش و چشم و پوستتان بر ضد شما گواهی دهند، پنهان نمی‌شدید، بلکه گمان کردید که خدا بسیاری از آنچه را که [در خلوت] مرتکب می‌شدید، نمی‌داند!!///و شما [هنگام ارتکاب گناه در دنیا] از اینکه مبادا گوش و چشم و پوستتان بر ضد شما گواهی دهند، پنهان نمی‌شدید، بلکه گمان کردید که خدا بسیاری از آنچه را که [در خلوت] مرتکب می‌شدید، نمی‌داند!!///از اینکه گوش و چشمها و پوستهایتان به زیان شما شهادت دهند چیزى نهان نمى‌داشتید، بلکه مى‌پنداشتید که خدا بر بسیارى از کارهایى که مى‌کنید آگاه نیست.///شما که [گناهانتان را] پنهان مى‌کردید به خاطر این نبود که از شهادت گوش و چشم و پوست تن خود بیم داشتید، بلکه خیال مى‌کردید که خدا از بسیارى از کارهایى که مى‌کنید آگاه نمى‌شود///و [شما] از اینکه مبادا گوش و دیدگان و پوستتان بر ضد شما گواهى دهند [گناهانتان را] پوشیده نمى‌داشتید لیکن گمان داشتید که خدا بسیارى از آنچه را که مى‌کنید نمى‌داند.///شما گمان مى‌کردید که خداوند بسیارى از کردارتان را نمى‌داند، ولى نمى‌توانستید چیزى را پنهان کنید که گوش و چشم‌ها و پوستتان بر ضد شما گواهى می‌دهند.///و شما که (اعمال زشت خود را) پنهان می‌داشتید برای این نبود که گوش و چشمهای شما و پوست بدنهایتان امروز شهادت ندهند (زیرا تصور نمی‌کردید که اعضای شما هم شاهد اعمال شما هستند) و لیکن (گناه را پنهان می‌کردید) به گمانتان که اکثر اعمال زشتی که (از خلق) پنهان می‌کنید از خدا هم پنهان است و بر آن آگاه نیست.///و شما پرده‌پوشی نمی‌کردید از اینکه مبادا گوشهایتان و چشمهایتان و پوستهایتان بر شما گواهی دهند، [بلکه از این روی بود که‌] گمان می‌کردید که خداوند بسیاری از کار و کردارتان را نمی‌داند///شما اگر گناهانتان را مخفی می‌کردید نه بخاطر این بود که از شهادت گوش و چشمها و پوستهای تنتان بیم داشتید، بلکه شما گمان می‌کردید که خداوند بسیاری از اعمالی را که انجام می‌دهید نمی‌داند!///و نبودید نهان دارید که گواهی دهد بر شما گوشتان و نه دیدگانتان و نه پوستهایتان و لیکن پنداشتید که خدا نمی‌داند بسیاری را از آنچه می‌کنید///و (شما) از اینکه مبادا گوش‌هاتان و دیدگانتان و پوست‌هایتان بر ضد شما گواهی دهند تاب و توان پوششی (از آن‌ها) نمی‌داشتید. لیکن گمان داشتید که خدا بسیاری از آنچه را عمل می‌کنید نمی‌داند. quran_en_fa "But this thought of yours which ye did entertain concerning your Lord, hath brought you to destruction, and (now) have ye become of those utterly lost!" و این گمانتان بود که به پروردگارتان بردید [و همان] شما را هلاک کرد، در نتیجه از زیانکاران شدید.///و این گمانتان بود که به پروردگارتان بردید [و همان] شما را هلاک کرد، در نتیجه از زیانکاران شدید.///و این بود گمانى که به پروردگارتان داشتید. هلاکتان کرد و در شمار زیان‌کردگان درآمدید.///و این گمان بدى بود که در باره‌ى پروردگارتان داشتید شما را هلاک نمود و از زیانکاران شدید///و همین بود گمانتان که در باره پروردگارتان بردید؛ شما را هلاک کرد و از زیانکاران شدید.///و این گمان شما نسبت به پروردگارتان بود که شما را به هلاکت افکند و از زیانکاران شدید.///و همین گمان باطل شما در باره خدا بود که موجب (معصیت و) هلاکت شما گردید و امروز همه از زیانکاران شدید.///و این گمان شما بود که در حق پروردگارتان می‌پنداشتید که شما را هلاک کرد و از زیانکاران شدید///آری این گمان بدی بود که درباره پروردگارتان داشتید و همان موجب هلاکت شما گردید، و سرانجام از زیانکاران شدید!///و این است پندار شما که گمان برید به پروردگار خویش نابود ساخت شما را پس بامداد کردید از زیانکاران‌///و همین است گمانتان که درباره‌ی پروردگارتان بردید؛ شما را با نکوهش هلاک کرد و از زیانکاران شدید. quran_en_fa If, then, they have patience, the Fire will be a home for them! and if they beg to be received into favour, into favour will they not (then) be received. پس اگر [بر همین حال] ایستادگی کنند، جایگاهشان دوزخ است، و اگر [برای به دست آوردن خشنودی خدا] عذرخواهی کنند، عذرشان مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت.///پس اگر [بر همین حال] ایستادگی کنند، جایگاهشان دوزخ است، و اگر [برای به دست آوردن خشنودی خدا] عذرخواهی کنند، عذرشان مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت.///پس اگر شکیبایى ورزند، جایگاهشان در آتش است، و اگر هم طالب عفو شوند کسى آنها را عفو نکند.///پس اگر صبر کنند [یا نکنند]، آتش جایگاه آنهاست، و اگر رضاى خدا را بخواهند [و پوزش بطلبند] مورد رضایت قرار نمى‌گیرند///پس اگر شکیبایى نمایند جایشان در آتش است و اگر از در پوزش درآیند مورد اجابت قرار نمى‌گیرند.///پس اگر صبر کنند، [چه سود که] دوزخ جایگاه آنهاست. و اگر تقاضاى عفو کنند، از بخشودگان نیستند.///اینک اگر صبر و تحمل کنند (چگونه بتوانند که) جای در آتش دارند و اگر فریاد و بیتابی کنند فریادرس و دادخواهی ندارند.///پس اگر شکیبایی‌ورزند، آتش [دوزخ‌] جایگاه آنان است، و اگر بخشایش طلبند، از بخشودگان نیستند///اگر صبر کنند (یا نکنند، به هر حال) دوزخ جایگاه آنهاست؛ و اگر تقاضای عفو کنند، مورد عفو قرار نمی‌گیرند!///پس اگر شکیبا شوند آتش است جایگاه ایشان و اگر بهانه آرند نباشند از بهانه‌پذیرفتگان (یا اگر خواهان عتاب شوند نباشند از عتاب‌شدگان)///پس اگر شکیبایی نمایند، جایگاهشان (همان) آتش است و اگر (هم) از در سرزنش (خود) در آیند (این هم) از آنان پذیرفتنی نیست. quran_en_fa And We have destined for them intimate companions (of like nature), who made alluring to them what was before them and behind them; and the sentence among the previous generations of Jinns and men, who have passed away, is proved against them; for they are utterly lost. [به خاطر کفر و طغیانشان] برای آنان همنشینانی [مفسد و تبهکار] گماشتیم که لذایذ مادی و شهوانی حال و آینده را در نظرشان زیبا و دلربا جلوه دادند، و فرمان عذاب بر آنان در [زمره] گروه هایی از جن و انس که پیش از آنان گذشتند، محقق و ثابت شد، آنان بی تردید زیانکارند.///[به خاطر کفر و طغیانشان] برای آنان همنشینانی [مفسد و تبهکار] گماشتیم که لذایذ مادی و شهوانی حال و آینده را در نظرشان زیبا و دلربا جلوه دادند، و فرمان عذاب بر آنان در [زمره] گروه هایی از جن و انس که پیش از آنان گذشتند، محقق و ثابت شد، آنان بی تردید زیانکارند.///و برایشان همدمانى مقدر کردیم و آنان حال و آینده را در نظرشان بیاراستند. و بر آنها نیز همانند پیشینیانشان از جن و انس، عذاب مقرر شد. زیرا زیانکار بودند.///و براى آنها همدمانى گماشتیم که آنچه [از لذت‌هاى دنیوى‌] در پیش روى خود و آنچه پشت سرشان [در حال و آینده‌] داشتند در نظر آنها بیاراستند، و بر آنها نیز همان عذابى که بر سر پیشینیان آنها از جن و انس آمده بود محقق شد همانا آنها زیانکار بودند///و براى آنان دمسازانى گذاشتیم، و آنچه در دسترس ایشان و آنچه در پى آنان بود در نظرشان زیبا جلوه دادند و فرمان [عذاب‌] در میان امتهایى از جن و انس که پیش از آنان روزگار به سر برده بودند، بر ایشان واجب آمد، چرا که آنها زیانکاران بودند.///و [به خاطر کفر و طغیانشان] براى آنان همنشینانى گماشتیم، که لذت‌های مادى حال و آینده را برایشان آراستند. و فرمان عذابى که پیش از آنان گروه‌هایى از جن و انس را فراگرفته بود، بر آنان نیز ثابت شد. آنان بى‌تردید زیانکارند.///و ما رفیقان و یارانی (از شیاطین) بر آنها گماشتیم تا آنچه پیش روی آنهاست (از نعمت و لذتهای فانی دنیا) در نظرشان جلوه دادند و آنچه از عقب دارند (از نعمت و لذات ابدی آخرت فراموش کردند) و وعده عذاب الهی بر آنها حتم و لازم گردید و چون امتانی از جن و انس که پیش از آنها (غرق دنیا بودند و با کفر و عصیان) درگذشتند، سخت زبون و زیانکار شدند.///و برای آنان همنشینانی گماشتیم که حال و آینده‌شان را در نظر ایشان آراسته جلوه دادند، و در میان امتهایی از جن و انس که پیش از ایشان بوده‌اند، حکم [عذاب‌] در حق ایشان تحقق یافت که ایشان زیانکار بودند///ما برای آنها همنشینانی (زشت‌سیرت) قرار دادیم که زشتیها را از پیش رو و پشت سر آنها در نظرشان جلوه دادند؛ و فرمان الهی در باره آنان تحقق یافت و به سرنوشت اقوام گمراهی از جن و انس که قبل از آنها بودند گرفتار شدند؛ آنها مسلما زیانکار بودند!///و برانگیختیم برای ایشان همنشینانی پس آراستند برای ایشان و آنچه پیش روی ایشان و پشت سر ایشان است و راست آمد بر ایشان سخن در ملتهائی که بگذشت پیش از ایشان از پری و آدمی که بودند زیانکاران‌///و برای آنان دمسازانی (همچون خودشان) برگماشتیم. پس آنچه را پیش رویشان و آنچه در پی آنان بود در نظرشان زیبا جلوه دادند، و فرمان (عذاب) در میان امت‌هایی از جن و انس که پیش از آنان همچنان درگذشتند برایشان واجب آمد؛ چرا که آنان بی‌امان (از) زیانکاران بوده‌اند. quran_en_fa The Unbelievers say: "Listen not to this Qur'an, but talk at random in the midst of its (reading), that ye may gain the upper hand!" کافران گفتند: به این قرآن گوش ندهید و [هنگام قرائتش] سخنان لهو و بیهوده [و سر و صداهای بی معنا] در آن افکنید [تا کسی نشنود!] شاید که پیروز شوید.///کافران گفتند: به این قرآن گوش ندهید و [هنگام قرائتش] سخنان لهو و بیهوده [و سر و صداهای بی معنا] در آن افکنید [تا کسی نشنود!] شاید که پیروز شوید.///کافران گفتند: به این قرآن گوش مدهید و سخن بیهوده بدان بیامیزید، شاید پیروز گردید.///و کسانى که کافر شدند گفتند: به این قرآن گوش ندهید و در [تلاوت‌] آن هیاهو کنید تا غلبه یابید///و کسانى که کافر شدند گفتند: «به این قرآن گوش مدهید و سخن لغو در آن اندازید، شاید شما پیروز شوید.»///و کسانى که کافر شدند، گفتند: «به این قرآن گوش ندهید، و در [هنگام تلاوت] آن، [سخنان] لغو و بیهوده بیافکنید، [تا کسى آن را نشنود!] شاید پیروز شوید.»///و کافران (به مردم) گفتند: به این قرآن گوش فرا ندهید و سخنان لغو و باطل در آن القاء کنید تا مگر بر او غالب شوید.///و کافران گویند به این قرآن گوش مدهید و در اثنای خواندن آن سخنان بیهوده بگویید، باشد که پیروز شوید///کافران گفتند: «گوش به این قرآن فراندهید؛ و به هنگام تلاوت آن جنجال کنید، شاید پیروز شوید!»///و گفتند آنان که کفر ورزیدند گوش فراندهید بدین قرآن و یاوه گوئید در آن شاید چیره شوید///و کسانی که کافر شدند گفتند: «برای این قرآن (و پیشبرد آن) گوش فرا مدهید و در آن لغو و سخنان بیجا بیفکنید، شاید شما پیروز شوید.» quran_en_fa But We will certainly give the Unbelievers a taste of a severe Penalty, and We will requite them for the worst of their deeds. به یقین کافران را عذابی سخت می‌چشانیم، و بی تردید آنان را بر پایه بدترین اعمالی که همواره مرتکب می‌شدند، کیفر می‌دهیم.///به یقین کافران را عذابی سخت می‌چشانیم، و بی تردید آنان را بر پایه بدترین اعمالی که همواره مرتکب می‌شدند، کیفر می‌دهیم.///کافران را عذابى سخت مى‌چشانیم و بدتر از آنچه مى‌کرده‌اند پاداش مى‌دهیم.///و قطعا کسانى را که کافر شدند عذابى سخت مى‌چشانیم، و حتما آنها را به بدتر از آنچه مى‌کردند جزا مى‌دهیم///و قطعا کسانى را که کافر شده‌اند عذابى سخت مى‌چشانیم و حتما آنها را به بدتر از آنچه مى‌کرده‌اند جزا مى‌دهیم.///پس قطعا به آنان که کفر ورزیدند، عذاب سختى مى‌چشانیم. و حتما آنان را به بدترین کارى که مى‌کردند، کیفر خواهیم داد.///ما هم کافران را البته عذابی سخت بچشانیم و بدتر از آنچه می‌کردند کیفر کنیم.///پس به کافران عذابی سخت بچشانیم، و بر وفق بدترین کاری که کرده‌اند ایشان را جزا دهیم‌///به یقین به کافران عذاب شدیدی می‌چشمانیم، و آنها را به بدترین اعمالی که انجام می‌دادند کیفر می‌دهیم!///همانا چشانیم آنان را که کفر ورزیدند عذابی سخت و هر آینه پاداششان دهیم به بدترین چیزی که بودند می‌کردند///پس کسانی را که کافر شدند همانا بی‌گمان عذابی سخت می‌چشانیم و آنان را بی‌چون و بی‌امان به بدترین اعمالشان که می‌کرده‌اند جزا می‌دهیم. quran_en_fa Such is the requital of the enemies of Allah,- the Fire: therein will be for them the Eternal Home: a (fit) requital, for that they were wont to reject Our Signs. این است کیفر دشمنان خدا که آتش است، برای آنان در آتش دوزخ سرایی جاودانه و همیشگی است، کیفری است [ویژه و سخت]، برای اینکه همواره آیات ما را انکار می‌کردند.///این است کیفر دشمنان خدا که آتش است، برای آنان در آتش دوزخ سرایی جاودانه و همیشگی است، کیفری است [ویژه و سخت]، برای اینکه همواره آیات ما را انکار می‌کردند.///این است کیفر دشمنان خدا: آتش. در درون آن خانه‌اى همیشگى دارند. این کیفر آنهاست، زیرا آیات ما را انکار مى‌کردند.///آرى، سزاى دشمنان خدا همان آتش است که در آن منزل همیشگى دارند به سزاى این که آیات ما را انکار مى‌کردند///آرى، سزاى دشمنان خدا همان آتش است که در آن، منزل همیشگى دارند. [این‌] جزا به کیفر آن است که نشانه‌هاى ما را انکار مى‌کردند.///سزاى دشمنان خدا همین است: آتش [دوزخ]، که در آن، سرایى جاودانه خواهند داشت. به کیفر آن که آیات ما را پیوسته انکار مى‌کردند.///این است جزای دشمنان خدا که همان آتش دوزخ است که منزل ابدی آنهاست به کیفر آنکه آیات (و رسل) ما را انکار می‌کردند.///چنین است که جزای دشمنان خدا آتش [دوزخ‌] است، که در آنجا سرایی جاودانه داشته باشند، که کیفر آن است که به آیات ما انکار می‌ورزیدند///این آتش کیفر دشمنان خدا است، سرای جاویدشان در آن خواهد بود، کیفری است بخاطر اینکه آیات ما را انکار می‌کردند.///این است کیفر دشمنان خدا آتش ایشان را است در آن سرای جاودانی پاداشی بدانچه بودند آیتهای ما را پایمال می‌کردند///این است سزای دشمنان خدا: آتش، که در آن برایشان خانه‌ی ماندنی است‌. حال آنکه جزایی به کیفر آن است که نشانه‌های ما را (دانسته) انکار (و انگار) می‌کرده‌اند. quran_en_fa And the Unbelievers will say: "Our Lord! Show us those, among Jinns and men, who misled us: We shall crush them beneath our feet, so that they become the vilest (before all)." و کافران می‌گویند: پروردگارا! آنان که از گروه جن و انس ما را گمراه کردند، به ما نشان بده تا زیر پای خود گذاریم، برای اینکه از پست ترینان شوند.///و کافران می‌گویند: پروردگارا! آنان که از گروه جن و انس ما را گمراه کردند، به ما نشان بده تا زیر پای خود گذاریم، برای اینکه از پست ترینان شوند.///کافران گویند: اى پروردگار ما، آن دو تن را از جن و انس که ما را گمراه کردند به ما بنمایان، تا پاى بر سر آنها نهیم تا از ما فروتر روند.///و کسانى که کفر ورزیدند، گویند: پروردگارا! آن دو گروه از جن و انس را که ما را گمراه کردند به ما نشان ده تا آنها را زیر پاهایمان نهیم [و لگدمال کنیم‌] تا از پست‌ترین‌ها شوند///و کسانى که کفر ورزیدند گفتند: «پروردگارا، آن دو [گمراه‌گرى‌] از جن و انس که ما را گمراه کردند به ما نشان ده تا آنها را زیر قدمهایمان بگذاریم تا زبون شوند.»///و کافران گفتند: «پروردگارا! آن جنیان و انسان‌هایى که ما را گمراه کردند، به ما نشان بده تا آنها را زیر پا‌هایمان بگذاریم تا از پست‌ترین‌ها باشند.»///و کافران (چون مشاهده عذاب کنند با حسرت و ندامت) گویند: پروردگارا، آن دو گروه از جن و انس را که ما را گمراه کردند به ما نشان ده تا آنها را زیر پا بیفکنیم تا پست و ذلیل‌ترین مردم شوند.///و کافران گویند پروردگارا کسانی را از جن و انس که ما را گمراه کردند، به ما نشان بده که به زیر گامهایمان در اندازیمشان که از فروماندگان باشند///کافران گفتند: «پروردگارا! آنهایی که از جن و انس ما را گمراه کردند به ما نشان ده تا زیر پای خود نهیم (و لگدمالشان کنیم) تا از پست‌ترین مردم باشند!»///و گفتند آنان که کفر ورزیدند پروردگارا بنمایان به ما آن دو تن را که گمراه کردند ما را از پری و آدمی تا بگذاریمشان زیر پاهای خویش تا بگردند از پست‌تر آن‌///و کسانی که کفر ورزیدند گفتند: «پروردگارمان! آن دو -از جن و انس‌- که ما را گمراه کردند به ما نشان ده، تا آنها را زیر قدم‌هایمان بگذاریم، تا از پست‌ترین (کسان) باشند.» quran_en_fa In the case of those who say, "Our Lord is Allah", and, further, stand straight and steadfast, the angels descend on them (from time to time): "Fear ye not!" (they suggest), "Nor grieve! but receive the Glad Tidings of the Garden (of Bliss), the which ye were promised! بی تردید کسانی که گفتند: پروردگار ما خداست؛ سپس [در میدان عمل بر این حقیقت] استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان نازل می‌شوند [و می‌گویند:] مترسید و اندوهگین نباشید و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند، بشارت باد.///بی تردید کسانی که گفتند: پروردگار ما خداست؛ سپس [در میدان عمل بر این حقیقت] استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان نازل می‌شوند [و می‌گویند:] مترسید و اندوهگین نباشید و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند، بشارت باد.///بر آنان که گفتند: پروردگار ما الله است و پایدارى ورزیدند، فرشتگان فرود مى‌آیند که مترسید و غمگین مباشید، شما را به بهشتى که به شما وعده داده شده بشارت است.///بى‌گمان، کسانى که گفتند: پروردگار ما خداست، سپس ایستادگى کردند، فرشتگان بر آنها نازل مى‌شوند که بیم مدارید و غمگین مباشید و مژده باد شما را به بهشتى که وعده داده مى‌شدید///در حقیقت، کسانى که گفتند: «پروردگار ما خداست»؛ سپس ایستادگى کردند، فرشتگان بر آنان فرود مى‌آیند [و مى‌گویند:] «هان، بیم مدارید و غمین مباشید، و به بهشتى که وعده یافته بودید شاد باشید.///کسانى که گفتند: «پروردگار ما خدای یگانه است.» سپس [بر این عقیده] پایداری کردند، فرشتگان بر آنان فرود مى‌آیند [و مى‌گویند:] «نترسید و غمگین مباشید! و بشارت باد بر شما بهشتى که پى­درپى به شما وعده مى‌دادند.»///آنان که گفتند: محققا پروردگار ما خدای یکتاست و بر این ایمان پایدار ماندند فرشتگان رحمت بر آنها نازل شوند (و مژده دهند) که دیگر هیچ ترسی (از وقایع آینده) و حزن و اندوهی (از گذشته خود) نداشته باشید و شما را به همان بهشتی که (انبیا) وعده دادند بشارت باد.///بی‌گمان کسانی که گویند پروردگار ما خداوند است، سپس پایداری ورزند، فرشتگان بر آنان نازل شوند [و گویند] که مترسید و اندوهگین مباشید و مژده باد شما را به بهشتی که به شما وعده داده بودند///به یقین کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است!» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل می‌شوند که: «نترسید و غمگین مباشید، و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است!///همانا آنان که گفتند پروردگار ما خدا است و سپس پایداری ورزیدند فرود آید بر ایشان فرشتگان که نترسید و نه اندوهگین باشید و مژده باد شما را به بهشتی که بودید نوید داده می‌شدید///به راستی کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداست‌» سپس (در گفتارشان) ایستادگی کردند، فرشتگان دمادم بر آنان فرود می‌آیند (و می‌گویند:) «بیم مدارید و غمین نباشید و یکدیگر را به بهشتی که وعده یافته‌بودید شادباش‌گویید.» quran_en_fa "We are your protectors in this life and in the Hereafter: therein shall ye have all that your souls shall desire; therein shall ye have all that ye ask for!- ما در زندگی دنیا و آخرت، یاران و دوستان شما هستیم، آنچه دلتان بخواهد، در بهشت برای شما فراهم است، و در آن هر چه را بخواهید، برای شما موجود است.///ما در زندگی دنیا و آخرت، یاران و دوستان شما هستیم، آنچه دلتان بخواهد، در بهشت برای شما فراهم است، و در آن هر چه را بخواهید، برای شما موجود است.///ما در دنیا دوستدار شما بودیم و نیز در آخرت دوستدار شماییم. در بهشت هر چه دلتان بخواهد و هر چه طلب کنید برایتان فراهم است.///ما در زندگى دنیا و در آخرت مددکاران و دوستان شماییم، و هر چه دلتان بخواهد، در [بهشت‌] براى شما فراهم است، و هر چه در آن جا خواستار باشید خواهید داشت///در زندگى دنیا و در آخرت دوستانتان ماییم، و هر چه دلهایتان بخواهد در [بهشت‌] براى شماست، و هر چه خواستار باشید در آنجا خواهید داشت؛///ما [فرشتگان] در دنیا و آخرت دوستان شماییم. و براى شما [در بهشت] هر چه دلتان بخواهد، فراهم است. و در آنجا هر چه درخواست کنید، دارید.///ما در دنیا و آخرت یاران و دوستداران شماییم و برای شما در بهشت ابد هر چه مایل باشید یا آرزو و تقاضا کنید همه مهیاست.///ما دوستداران شما در زندگانی دنیا و در آخرت هستیم، و در آنجا برای شما هر چه دلهایتان بخواهد و هر آنچه بطلبید هست‌///ما یاران و مددکاران شما در زندگی دنیا و آخرت هستیم؛ و برای شما هر چه دلتان بخواهد در بهشت فراهم است، و هر چه طلب کنید به شما داده می‌شود!///مائیم دوستان شما در زندگانی دنیا و در آخرت و شما را است در آن آنچه هوس کند دلهای شما و شما را است در آن هر آنچه خواهید///«در زندگی دنیا و در آخرت ما دوستان و یاوران شماییم و در آن (بهشت) هر چه میل داشته باشید برای شماست و هر چه خواستار باشید در آنجا خواهید داشت؛» quran_en_fa "A hospitable gift from one Oft-Forgiving, Most Merciful!" رزق آماده‌ای از سوی آمرزنده مهربان است.///رزق آماده‌ای از سوی آمرزنده مهربان است.///سفره‌اى است از جانب خداى آمرزنده مهربان.///سفره‌اى از جانب خداى آمرزنده‌ى مهربان است///روزى آماده‌اى از سوى آمرزنده مهربان است.»///[‌این‌ها همه، نخستین] پذیرایى از جانب خداوند آمرزنده‌ى مهربان است.»///این سفره احسان را خدای غفور مهربان (به پاداش ثبات ایمان) برای شما گسترده است.///که پیشکشی از [خداوند] آمرزگار مهربان است‌///اینها وسیله پذیرایی از سوی خداوند غفور و رحیم است!»///پیشکشی از نزد آمرزنده مهربان‌///«میهمان‌سرای آماده‌ای که از سوی (خدای) پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است.» quran_en_fa Who is better in speech than one who calls (men) to Allah, works righteousness, and says, "I am of those who bow in Islam"? و خوش گفتارتر از کسی که به سوی خدا دعوت کند و کار شایسته انجام دهد و گوید: من از تسلیم شدگان [در برابر فرمان‌ها و احکام خدا] هستم، کیست؟///و خوش گفتارتر از کسی که به سوی خدا دعوت کند و کار شایسته انجام دهد و گوید: من از تسلیم شدگان [در برابر فرمان‌ها و احکام خدا] هستم، کیست؟///چه کسى را سخن نیکوتر از سخن آن که به سوى خدا دعوت مى‌کند و کارهاى شایسته مى‌کند و مى‌گوید البته که من از مسلمانانم؟///و کیست خوش گفتارتر از آن کس که به سوى خدا دعوت نماید و کار نیک کند و گوید: من از مسلمانانم///و کیست خوشگفتارتر از آن کس که به سوى خدا دعوت نماید و کار نیک کند و گوید: «من [در برابر خدا] از تسلیم‌شدگانم»؟///و کیست نکوگفتارتر از کسى که [مردم را] به سوى خداوند دعوت کند؟ و [خود نیز] کار شایسته کند و بگوید: «من از تسلیم­شدگان [در برابر فرمان‌های خدا] هستم!»///در جهان از آن کس که (چون پیغمبران) خلق را به سوی خدا خواند و نیکوکار گردید و گفت که من از تسلیم شوندگان خدایم کدام کس بهتر و نیکو گفتارتر است؟///و کیست نیکوسخن‌تر از کسی که به سوی خداوند دعوت کند، و کاری شایسته در پیش گیرد و بگوید که من از مسلمانانم‌///چه کسی خوش گفتارتر است از آن کس که دعوت به سوی خدا می‌کند و عمل صالح انجام می‌دهد و می‌گوید: «من از مسلمانانم»؟!///و کیست نکوتر در سخن از آنکه بخواند بسوی خدا و کردار نیک کند و گوید منم از اسلام‌آرندگان‌///و کیست خوش‌گفتارتر از آن کس که سوی خدا دعوت کرد و کاری شایسته نمود و گفت‌: «من همواره (در برابر خدا) از تسلیم‌شدگانم‌.» quran_en_fa Nor can goodness and Evil be equal. Repel (Evil) with what is better: Then will he between whom and thee was hatred become as it were thy friend and intimate! نیکی و بدی یکسان نیست. [بدی را] با بهترین شیوه دفع کن؛ [با این برخورد متین و نیک] ناگاه کسی که میان تو و او دشمنی است [چنان شود] که گویی دوستی نزدیک و صمیمی است.///نیکی و بدی یکسان نیست. [بدی را] با بهترین شیوه دفع کن؛ [با این برخورد متین و نیک] ناگاه کسی که میان تو و او دشمنی است [چنان شود] که گویی دوستی نزدیک و صمیمی است.///خوبى و بدى برابر نیستند. همواره به نیکوترین وجهى پاسخ ده، تا کسى که میان تو و او دشمنى است چون دوست مهربان تو گردد.///و نیکى با بدى یکسان نیست. [بدى را] با آنچه نیکوتر است دفع کن که ناگاه [خواهى دید] همان کسى که میان تو و او دشمنى بود، چون دوستى صمیمى گشته است///و نیکى با بدى یکسان نیست. [بدى را] آنچه خود بهتر است دفع کن؛ آنگاه کسى که میان تو و میان او دشمنى است، گویى دوستى یکدل مى‌گردد.///و نیکى با بدى یکسان نیست. [بدى دیگران را] با شیوه‌اى بهتر [که نیکى است،] دور کن که [اگر چنین کنى،] آن کس که میان تو و او دشمنى است، همچون دوستى نزدیک و مهربان گردد.///و هرگز نیکی و بدی در جهان یکسان نیست، همیشه بدی (خلق) را به بهترین شیوه (که خیر و نیکی است پاداش ده و) دور کن تا همان کس که گویی با تو بر سر دشمنی است دوست و خویش تو گردد.///و نیکی و بدی برابر نیست همواره به شیوه‌ای که نیکوتر است مجادله کن، آنگاه [خواهی دید] کسی که بین تو و او دشمنی‌ای بود، گویی دوستی مهربان است‌///هرگز نیکی و بدی یکسان نیست؛ بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه (خواهی دید) همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است!///و نیستند یکسان خوبی و نه بدی دور کن بدانچه آن است نکوتر که ناگاه آنکه میان تو و او دشمنی است گوئیا او است دوستی گرم‌///و (هرگز) نه نیکی و نه بدی (با یکدیگر) برابر نیستند. بدی را بدان‌گونه که بهتر است دفع کن‌؛ آن‌گاه کسی که میان تو و میان او دشمنی است، گویی دوستی بس (خون) گرم (و هم جوش) است. quran_en_fa And no one will be granted such goodness except those who exercise patience and self-restraint,- none but persons of the greatest good fortune. این بهترین شیوه را جز کسانی که [در زمینه خودسازی و تزکیه] پایداری کردند، نمی‌یابند، و جز کسانی که بهره بزرگی [از ایمان و تقوا] دارند به آن نمی‌رسند؛///این بهترین شیوه را جز کسانی که [در زمینه خودسازی و تزکیه] پایداری کردند، نمی‌یابند، و جز کسانی که بهره بزرگی [از ایمان و تقوا] دارند به آن نمی‌رسند؛///برخوردار نشوند از این مگر کسانى که شکیبا باشند و کسانى که از ایمان بهره‌اى بزرگ داشته باشند.///و این [خصلت خوب‌] جز به کسانى که شکیبایند عطا نشود و آن را جز کسى که داراى بهره‌ى بزرگ [از ایمان و تقوا] است به دست نیاورد///و این [خصلت‌] را جز کسانى که شکیبا بوده‌اند نمى‌یابند، و آن را جز صاحب بهره‌اى بزرگ، نخواهد یافت.///و این [خصلت و برخورد نیکو] را جز کسانى که اهل صبر و شکیبایى هستند، دریافت نمى‌کنند. و این [رفتار] را تنها کسى خواهد یافت که بهره‌ى بزرگى [از کمالات] داشته باشد.///و لیکن به این مقام بلند (یعنی در پاداش بدی نیکی کردن) کسی نمی‌رسد جز آنان که (در راه دینداری) دارای مقام صبر و ثبات و (در معرفت الهی) صاحب حظ بزرگند.///و آن را جز شکیبایان نپذیرند، و آن را جز بختیار فرانگیرد///اما جز کسانی که دارای صبر و استقامتند به این مقام نمی‌رسند، و جز کسانی که بهره عظیمی (از ایمان و تقوا) دارند به آن نایل نمی‌گردند!///و داده نشوندش جز آنان که شکیبا شدند و داده نشودش مگر دارنده بهره‌ای بزرگ‌///و این (خصلت) را جز کسانی که شکیبا بودند درنیابند و آن را جز صاحب بهره‌ای بزرگ، در نخواهد یافت. quran_en_fa And if (at any time) an incitement to discord is made to thee by the Evil One, seek refuge in Allah. He is the One Who hears and knows all things. و اگر وسوسه‌ای از سوی شیطان تو را تحریک کند [که از این بهترین شیوه دست برداری] به خدا پناه ببر؛ بی تردید او شنوا و داناست.///و اگر وسوسه‌ای از سوی شیطان تو را تحریک کند [که از این بهترین شیوه دست برداری] به خدا پناه ببر؛ بی تردید او شنوا و داناست.///و اگر از جانب شیطان دستخوش وسوسه‌اى گردى، به خدا پناه ببر، که او شنوا و داناست.///و اگر از جانب شیطان دستخوش وسوسه‌اى شدى، به خدا پناه ببر که او خود شنواى داناست///و اگر دمدمه‌اى از شیطان تو را از جاى درآورد، پس به خدا پناه ببر که او خود شنواى داناست.///و اگر انگیزه و وسوسه‌اى از سوی شیطان تو را تحریک کند، پس به خداوند پناه ببر که او خود شنواى آگاه است.///و هر گاه از شیطان تو را وسوسه و تحریکی رسد به خدا پناه بر که او شنوا و داناست.///و اگر وسوسه‌ای از سوی شیطان تو را به وسواس افکند، به خداوند پناه ببر، چرا که او شنوای داناست‌///و هرگاه وسوسه‌هایی از شیطان متوجه تو گردد، از خدا پناه بخواه که او شنوده و داناست!///و اگر بخلد در دلت از شیطان شوریدگی پس پناه بر به خدا که او است همانا شنوای دانا///و اگر بی‌گمان کششی (دمدمه‌ای) از شیطان تو را از جای برکند، پس به خدا پناه ببر. همانا، همو بسیار شنوای بسی داناست. quran_en_fa Among His Signs are the Night and the Day, and the Sun and the Moon. Do not prostrate to the sun and the moon, but prostrate to Allah, Who created them, if it is Him ye wish to serve. از نشانه‌های [ربوبیت و قدرت] او شب و روز و خورشید و ماه است؛ نه برای خورشید سجده کنید و نه برای ماه، برای خدایی که آنان را آفرید، سجده کنید، اگر می‌خواهید فقط او را بپرستید؛///از نشانه‌های [ربوبیت و قدرت] او شب و روز و خورشید و ماه است؛ نه برای خورشید سجده کنید و نه برای ماه، برای خدایی که آنان را آفرید، سجده کنید، اگر می‌خواهید فقط او را بپرستید؛///و از نشانه‌هاى قدرت او شب و روز و آفتاب و ماه است. به آفتاب و ماه سجده مکنید. به خداى یکتا که آنها را آفریده است سجده کنید، اگر او را مى‌پرستید.///و از آیات خدا شب و روز و خورشید و ماه است. نه براى خورشید سجده کنید نه براى ماه، و خدا را سجده کنید که آنها را خلق کرده، اگر تنها او را مى‌پرستید///و از نشانه‌هاى [حضور] او شب و روز و خورشید و ماه است؛ نه براى خورشید سجده کنید و نه براى ماه، و اگر تنها او را مى‌پرستید آن خدایى را سجده کنید که آنها را خلق کرده است.///و از نشانه‌هاى [قدرت] او، شب و روز، و خورشید و ماه است. نه براى خورشید سجده کنید و نه براى ماه؛ [بلکه] براى خداوندى که آنها را آفریده، سجده کنید، اگر تنها او را مى‌پرستید.///و از جمله آیات قدرت الهی خلقت شب و روز و خورشید و ماه است، نباید هرگز پیش خورشید و ماه سجده برید، بلکه اگر به حقیقت خدا پرستید خدایی را که خورشید و ماه را آفریده است سجده و پرستش کنید.///و از آیات او شب و روز و خورشید و ماه است، در برابر خورشید و ماه سجده نکنید، بلکه در برابر خداوندی که آنها را آفریده است -اگر تنها او را می‌پرستیدسجده کنید///و از نشانه‌های او، شب و روز و خورشید و ماه است؛ برای خورشید و ماه سجده نکنید، برای خدایی که آفریننده آنهاست سجده کنید اگر می‌خواهید او را بپرستید!///و از آیتهای او است شب و روز و مهر و ماه سجده نکنید برای مهر و ماه و سجده کنید برای خداوندی که بیافرید آنها را اگر هستید او را پرستش‌کنان‌///و از نشانه‌های او شب و روز و خورشید و ماه است‌؛ نه برای خورشید سجده کنید و نه برای ماه. و اگر تنها او را می‌پرستید، تنها برای خدایی سجده کنید که آنها را آفریده است. quran_en_fa But is the (Unbelievers) are arrogant, (no matter): for in the presence of thy Lord are those who celebrate His praises by night and by day. And they never flag (nor feel themselves above it). و اگر [از پرستش خدای یکتا] تکبر ورزند، پس [باید بدانند چنین نیست که پرستش کننده‌ای برای او وجود ندارد،] کسانی که نزد پروردگار تواند [از فرشتگانی که شمار آنان را جز خدا نمی‌داند] شب و روز برای او تسبیح می‌گویند و [از تسبیح گویی] ملول و خسته نمی‌شوند.///و اگر [از پرستش خدای یکتا] تکبر ورزند، پس [باید بدانند چنین نیست که پرستش کننده‌ای برای او وجود ندارد،] کسانی که نزد پروردگار تواند [از فرشتگانی که شمار آنان را جز خدا نمی‌داند] شب و روز برای او تسبیح می‌گویند و [از تسبیح گویی] ملول و خسته نمی‌شوند.///اگر آنان تکبر مى‌ورزند، آنها که در نزد پروردگار تو هستند بى‌آنکه ملول شوند شب و روز تسبیح او مى‌گویند.///پس اگر [از عبادت خدا] تکبر کردند، [در عوض‌] کسانى که در پیشگاه پروردگار تواند (فرشتگان و اولیا) شبانه‌روز او را نیایش مى‌کنند و خسته نمى‌شوند///پس اگر کبر ورزیدند، کسانى که در پیشگاه پروردگار تواند شبانه‌روز او را نیایش مى‌کنند و خسته نمى‌شوند.///و اگر [گروهى از مردم از عبادت خداوند] تکبر ورزیدند، پس کسانى [از فرشتگان و مقربان] که نزد پروردگارت هستند، شب و روز براى او تسبیح مى‌گویند، و خسته نمى‌شوند.///پس اگر کافران (از پرستش خدا) تکبر و بزرگ منشی ورزند فرشتگان (و قوای بی‌نهایت عالم بالا) که نزد خدایند شب و روز بی‌هیچ خستگی و ملال به تسبیح و طاعت حضرت حق مشغولند.///و اگر تکبر ورزیدند، بدان که کسانی که نزد پروردگارت هستند، در شب و روز او را تسبیح می‌گویند و ایشان ملول نمی‌شوند///و اگر (از عبادت پروردگار) تکبر کنند، کسانی که نزد پروردگار تو هستند شب و روز برای او تسبیح می‌گویند و خسته نمی‌شوند!///پس اگر کبر ورزیدند همانا آنان که نزد پروردگار تسبیح گویند برایش به شب و روز و ایشان خسته نشوند///پس اگر کبر ورزیدند، کسانی که (در عبودیت و معرفت) نزد پروردگارشانند برایش شباروز تسبیح گویند، حال آنکه آنان رنجور (و خسته) نمی‌شوند. quran_en_fa And among His Signs in this: thou seest the earth barren and desolate; but when We send down rain to it, it is stirred to life and yields increase. Truly, He Who gives life to the (dead) earth can surely give life to (men) who are dead. For He has power over all things. و از [دیگر] نشانه‌های او این است که تو زمین را خشک و بی گیاه می‌بینی، پس هنگامی که باران بر آن نازل می‌کنیم، به شدت به جنبش درآید و برآید. بی تردید کسی که زمین مرده را زنده کرد، یقینا مردگان را زنده می‌کند؛ زیرا او بر هر کاری تواناست.///و از [دیگر] نشانه‌های او این است که تو زمین را خشک و بی گیاه می‌بینی، پس هنگامی که باران بر آن نازل می‌کنیم، به شدت به جنبش درآید و برآید. بی تردید کسی که زمین مرده را زنده کرد، یقینا مردگان را زنده می‌کند؛ زیرا او بر هر کاری تواناست.///و از آیات قدرت او آنکه تو زمین را خشک مى‌بینى. چون آب بر آن بفرستیم به جنبش آید و گیاه برویاند. آن کس که آن را زنده مى‌کند زنده‌کننده مردگان است، که او بر هر چیزى تواناست.///و از [دیگر] نشانه‌هاى او این است که تو زمین را افسرده مى‌بینى، و چون باران بر آن فرو فرستیم به جنبش در آید و گیاه آورد. آرى کسى که آن را زنده کرده قطعا زنده کننده‌ى مردگان است. بى‌تردید او بر هر چیزى تواناست///و از [دیگر] نشانه‌هاى او این است که تو زمین را فسرده مى‌بینى و چون باران بر آن فروریزیم به جنبش درآید و بردمد. آرى، همان کسى که آن را زندگى بخشید قطعا زنده‌کننده مردگان است. در حقیقت، او بر هر چیزى تواناست.///و از نشانه‌های خداوند آن است که زمین را پژمرده [و بى‌جان] مى‌بینى، پس همین که [از آسمان] آب را بر آن فروفرستادیم، به جنبش در می‌آید و می‌بالد. البته همان کسى که [زمین مرده را] زنده کرد، قطعا زنده‌کننده‌ى مردگان است. بی‌شک او بر هر کارى تواناست.///و از جمله آیات قدرت الهی آنکه زمین را بنگری خشک و پژمرده که چون ما بر آن آب باران فرود آریم بردمد و گیاه برآورد و اهتزاز و نشاط و خرمی یابد. باری، آن کس که زمین را زنده کند مردگان را هم زنده گرداند که او بر هر چیز قادر است.///و از آیات او این است که تو زمین را پژمرده بینی، آنگاه چون بر آن، آب [باران‌] فرو فرستیم، جنبش یابد و رشد کند، بی‌گمان کسی که آن را زنده گردانده است، زندگی‌بخش مردگان است، او بر هر کاری تواناست‌///و از آیات او این است که زمین را خشک (و بی‌جان) می‌بینی، اما هنگامی که آب (باران) بر آن می‌فرستیم به جنبش درمی‌آید و نمو می‌کند؛ همان کسی که آن را زنده کرد، مردگان را نیز زنده می‌کند؛ او بر هر چیز تواناست!///و از آیتهای او است که بینی زمین را پژمرده تا گاهی که فرستیم بر آن آب را بجنبد و برآید همانا آنکه زنده سازدش زنده‌کننده مردگان است هر آینه او است بر همه چیز توانا///و از نشانه‌های اوست، که تو زمین را به‌راستی افسرده می‌نگری. پس چون باران بر آن فرو ریزیم به جنبش در آید و بر دمد. (آری،) همان کسی که آن را زندگی بخشید، همانا زنده‌‌کننده‌ی مردگان است. به‌راستی او بر هر چیزی بس تواناست. quran_en_fa Those who pervert the Truth in Our Signs are not hidden from Us. Which is better?- he that is cast into the Fire, or he that comes safe through, on the Day of Judgment? Do what ye will: verily He seeth (clearly) all that ye do. مسلما کسانی که معانی و مفاهیم آیات ما را از جایگاه واقعی اش تغییر می‌دهند [و به تفسیر و تأویلی نادرست متوسل می‌شوند] بر ما پوشیده نیستند. آیا کسی را که در آتش می‌افکنند، بهتر است یا کسی که روز قیامت در حال ایمنی می‌آید؟ هر چه می‌خواهید انجام دهید، بی تردید او به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///مسلما کسانی که معانی و مفاهیم آیات ما را از جایگاه واقعی اش تغییر می‌دهند [و به تفسیر و تأویلی نادرست متوسل می‌شوند] بر ما پوشیده نیستند. آیا کسی را که در آتش می‌افکنند، بهتر است یا کسی که روز قیامت در حال ایمنی می‌آید؟ هر چه می‌خواهید انجام دهید، بی تردید او به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///کسانى که در آیات ما راه باطل پیش مى‌گیرند، بر ما پوشیده نیستند. آیا آن که به آتش افکنده مى‌شود بهتر است یا آن که روز قیامت بى‌هیچ وحشتى مى‌آید؟ هر چه مى‌خواهید بکنید، او به کارهایتان بیناست.///همانا کسانى که در آیات ما به انحراف مى‌روند بر ما پوشیده نیستند. آیا کسى که در آتش افکنده مى‌شود بهتر است یا کسى که روز قیامت آسوده خاطر مى‌آید؟ هر چه مى‌خواهید بکنید که او به آنچه مى‌کنید بیناست///کسانى که در [فهم و ارائه‌] آیات ما کژ مى‌روند بر ما پوشیده نیستند. آیا کسى که در آتش افکنده مى‌شود بهتر است یا کسى که روز قیامت آسوده‌خاطر مى‌آید؟ هر چه مى‌خواهید بکنید که او به آنچه انجام مى‌دهید بیناست.///بی‌گمان کسانى که در آیات ما کج‌اندیشى مى‌کنند، [و به تفسیرى نادرست متوسل مى‌شوند،] بر ما پوشیده نیستند. پس آیا کسى که در آتش افکنده مى‌شود، بهتر است، یا کسى که در روز قیامت در امن و امان مى‌آید؟ هر کارى مى‌خواهید بکنید، او به آنچه مى‌کنید، بیناست!///آنان که در آیات ما سخت راه کفر و عناد پیمایند هرگز از نظر ما پنهان نیستند. آیا کسی که روز قیامت به آتش دوزخ درافتد بهتر است یا آن کس که ایمن (از عذاب) به محشر وارد شود؟ باری، امروز به اختیار خود هر چه می‌خواهید بکنید که خدا به تمام اعمال شما بیناست.///بی‌گمان کسانی که در آیات ما کژاندیشی می‌کنند، از ما پوشیده و پنهان نیستند، آیا [سرنوشت‌] کسی که در آتش [دوزخ‌] افکنده شود، بهتر است، یا کسی که در روز قیامت ایمن آید، هر چه می‌خواهید بکنید، او به آنچه می‌کنید بیناست‌///کسانی که آیات ما را تحریف می‌کنند بر ما پوشیده نخواهند بود! آیا کسی که در آتش افکنده می‌شود بهتر است یا کسی که در نهایت امن و امان در قیامت به عرصه محشر می‌آید؟! هر کاری می‌خواهید بکنید، او به آنچه انجام می‌دهید بیناست!///همانا آنان که خیرگی کنند در آیتهای ما پوشیده نیستند بر ما آیا آنکه افکنده شود در آتش بهتر است یا آنکه بیاید ایمن روز قیامت بکنید هر آنچه خواهید که او بدانچه کنید بینا است‌///بی‌امان کسانی که آیات ما را (از آشکاری) در خاک (عناد و جهالت) پوشیده می‌دارند بر ما پوشیده نیستند. آیا پس آنکه در آتش افکنده می‌شود بهتر است، یا کسی که در روز قیامت آسوده خاطر و با آرامش می‌آید؟ هر چه خواهید بکنید (که) به‌راستی او به آنچه انجام می‌دهید بیناست. quran_en_fa Those who reject the Message when it comes to them (are not hidden from Us). And indeed it is a Book of exalted power. کسانی که به این قرآن هنگامی که به سویشان آمد کافر شدند [به عذابی سخت دچار می‌شوند] بی تردید قرآن کتابی است شکست ناپذیر،///کسانی که به این قرآن هنگامی که به سویشان آمد کافر شدند [به عذابی سخت دچار می‌شوند] بی تردید قرآن کتابی است شکست ناپذیر،///به کیفر خویش رسند آنان که به قرآن که براى هدایتشان آمده است ایمان نمى‌آورند، حال آنکه کتابى ارجمند است.///البته کسانى که به این قرآن، وقتى که برایشان آمد کافر شدند [نیز بر ما پوشیده نیستند]، و قطعا این کتابى شکست ناپذیر است///کسانى که به این قرآن -چون بدیشان رسید- کفر ورزیدند [به کیفر خود مى‌رسند] و به راستى که آن کتابى ارجمند است.///کسانى که چون قرآن به سویشان آمد، به آن کافر شدند، [به کیفر خود مى‌رسند.] و این [قرآن] کتابى نفوذناپذیر است.///همانا آنان که به این قرآن که برای هدایت و یادآوری آنها آمد کافر شدند (چقدر نادانند) در صورتی که این کتاب به حقیقت صاحب عزت (و معجز بزرگ) است.///بی‌گمان کسانی که قرآن را -چون بر آنان نازل شدانکار می‌کنند [از ما پوشیده و پنهان نیستند]، و آن کتابی است گرامی‌///کسانی که به این ذکر [= قرآن‌] هنگامی که به سراغشان آمد کافر شدند (نیز بر ما مخفی نخواهد ماند)! و این کتابی است قطعا شکست ناپذیر …///همانا آنان که کفر ورزیدند به ذکر گاهی که بیامدشان و همانا آن است کتابی عزتمند///کسانی که به این یادواره [: قرآن] - چون بدیشان رسید- کفر ورزیدند (به کیفر خود می‌رسند). و به‌راستی آن کتابی است عزیز. quran_en_fa No falsehood can approach it from before or behind it: It is sent down by One Full of Wisdom, Worthy of all Praise. که هیچ باطلی از پیش رو و پشت سرش به سویش نمی‌آید، نازل شده از سوی حکیم و ستوده است.///که هیچ باطلی از پیش رو و پشت سرش به سویش نمی‌آید، نازل شده از سوی حکیم و ستوده است.///نه از پیش روى باطل بدو راه یابد و نه از پس. نازل شده از جانب خداوندى حکیم و ستودنى است.///که هیچ گونه باطلى نه از پیش رو و نه از پشت سر [نه در حال و نه در آینده‌] به آن راه ندارد، [چرا که‌] از جانب حکیمى ستوده نازل شده است///از پیش روى آن و از پشت سرش باطل به سویش نمى‌آید؛ وحى [نامه‌] اى است از حکیمى ستوده‌ [صفات‌].///در حال و آینده‌ی آن، باطل راه ندارد. فروفرستاده‌ای از سوی [خداوند] فرزانه‌ی ستوده است.///که هرگز از پیش و پس (گذشته و آینده حوادث عالم) باطل بدان راه نیابد (و تا قیامت حکومت و حکمتش باقی است) زیرا آن فرستاده خدای (مقتدر) حکیم ستوده صفات است.///که در اکنون یا آینده‌اش، باطل در آن راه نمی‌یابد، فرو فرستاده‌ای از سوی [خداوند] فرزانه ستوده است‌///که هیچ گونه باطلی، نه از پیش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمی‌آید؛ چرا که از سوی خداوند حکیم و شایسته ستایش نازل شده است!///نیایدش نادرستی از پیش رویش و نه از پشت سرش فرستادنی از حکیمی ستوده‌///از پیش رویش و از پشت (سر) ش باطل سویش نیاید؛ فرو فرستاده‌ای پیاپی از حکیمی بس ستوده است. quran_en_fa Nothing is said to thee that was not said to the messengers before thee: that thy lord has at his Command (all) forgiveness as well as a most Grievous Penalty. جز آنچه به پیامبران پیش از تو گفته شده است، به تو گفته نمی‌شود؛ مسلما پروردگارت صاحب آمرزش ودارای عذابی دردناک است؛///جز آنچه به پیامبران پیش از تو گفته شده است، به تو گفته نمی‌شود؛ مسلما پروردگارت صاحب آمرزش ودارای عذابی دردناک است؛///هر چه درباره تو مى‌گویند درباره پیامبران پیش از تو نیز گفته‌اند. هر آینه پروردگار تو هم آمرزنده است و هم صاحب عقوبتى است دردآور.///به تو گفته نمى‌شود مگر آنچه به پیامبران پیش از تو گفته شد. به راستى پروردگار تو، هم داراى مغفرت و هم صاحب عقوبتى دردناک است///به تو جز آنچه به پیامبران پیش از تو گفته شده است گفته نمى‌شود. به راستى که پروردگار تو داراى آمرزش و دارنده کیفرى پر درد است.///[اى پیامبر!] به تو همان را می‌گویند که به پیامبران پیش از تو گفته شده است. پروردگار تو صاحب آمرزش، و کیفرى دردناک است.///(ای رسول ما) بر تو وحی نمی‌شود جز آنچه به رسولان پیشین گفته شد، که خدایت بسیار دارای آمرزش و بخشش و هم صاحب قهر و عقاب دردناک است.///به تو چیزی گفته نمی‌شود، جز آنچه به پیامبران پیش از تو گفته شده است بی‌گمان پروردگارت هم صاحب آمرزش و هم صاحب عقوبتی دردناک است‌///آنچه به ناروا درباره تو می‌گویند همان است که درباره پیامبران قبل از تو نیز گفته شده؛ پروردگار تو دارای مغفرت و (هم) دارای مجازات دردناکی است!///گفته نمی‌شود به تو جز آنچه گفته شد به پیمبران پیش از تو که همانا پروردگار تو دارای آمرزش است و دارای شکنجه دردناک‌///به تو جز آنچه به پیامبران پیش از تو گفته شده است گفته نمی‌شود. به‌راستی پروردگارت همواره صاحب پوشش و دارنده‌ی عقابی]: پیگیری‌ای [پردرد است. quran_en_fa Had We sent this as a Qur'an (in the language) other than Arabic, they would have said: "Why are not its verses explained in detail? What! (a Book) not in Arabic and (a Messenger an Arab?" Say: "It is a Guide and a Healing to those who believe; and for those who believe not, there is a deafness in their ears, and it is blindness in their (eyes): They are (as it were) being called from a place far distant!" و اگر آن را قرآنی غیر عربی قرار داده بودیم قطعا می‌گفتند: چرا آیاتش در نهایت روشنی بیان نشده است، آیا [قرآنی] غیر عربی [و نامفهوم] برای [مردمی] عرب زبان [و فصیح؟!] بگو: این کتاب برای کسانی که ایمان آورده‌اند، سراسر هدایت و درمان است، و کسانی که ایمان نمی‌آورند در گوششان سنگینی است، و آن [با همه روشنی و آشکاری اش] بر آنان پوشیده و نامفهوم است؛ اینانند که [گویی] از جایی دور ندایشان می‌دهند.///و اگر آن را قرآنی غیر عربی قرار داده بودیم قطعا می‌گفتند: چرا آیاتش در نهایت روشنی بیان نشده است، آیا [قرآنی] غیر عربی [و نامفهوم] برای [مردمی] عرب زبان [و فصیح؟!] بگو: این کتاب برای کسانی که ایمان آورده‌اند، سراسر هدایت و درمان است، و کسانی که ایمان نمی‌آورند در گوششان سنگینی است، و آن [با همه روشنی و آشکاری اش] بر آنان پوشیده و نامفهوم است؛ اینانند که [گویی] از جایی دور ندایشان می‌دهند.///اگر قرآن را به زبان عجم مى‌فرستادیم، مى‌گفتند: چرا آیاتش به روشنى بیان نشده است؟ کتابى به زبان عجم و پیامبرى عرب؟ بگو: این کتاب براى آنها که ایمان آورده‌اند هدایت و شفاست و آنها که ایمان نیاورده‌اند گوشهاشان سنگین است، و چشمانشان کور است، چنانند که گویى آنها را از جایى دور ندا مى‌دهند.///و اگر [این کتاب را] قرآنى غیر عربى کرده بودیم، قطعا مى‌گفتند: چرا آیه‌هاى آن روشن بیان نشده است؟ آیا [کتاب‌] عجمى و [پیامبرى‌] عربى؟ بگو: این [کتاب‌] براى کسانى که ایمان آورده‌اند هدایت و درمان است، و کسانى که ایمان نمى‌آورند در گوش‌هایشان سنگینى اس///و اگر [این کتاب را] قرآنى غیر عربى گردانیده بودیم، قطعا مى‌گفتند: «چرا آیه‌هاى آن روشن بیان نشده؟ کتابى غیر عربى و [مخاطب آن‌] عرب زبان؟» بگو: «این [کتاب‌] براى کسانى که ایمان آورده‌اند رهنمود و درمانى است، و کسانى که ایمان نمى‌آورند در گوشهایشان سنگینى است و قرآن برایشان نامفهوم است، و [گویى‌] آنان را از جایى دور ندا مى‌دهند!///و اگر ما قرآن را غیر عربى قرار داده بودیم، حتما مى‌گفتند: «چرا آیاتش روشن نیست؟ [کتابی] غیر عربى و [مردمى] عرب زبان؟!» بگو: «این قرآن براى کسانى که ایمان آوردند، سراسر هدایت و درمان است. و کسانى که ایمان نمى‌آورند، در گوش‌هایشان سنگینى است. [گویا] کورند، و [قرآن با همه‌ی روشنى‌اش‌] بر آنان پوشیده است. اینانند که [گویى] از جایى دور فراخوانده مى‌شوند.»///و اگر ما این قرآن را به زبان عجم می‌فرستادیم کافران می‌گفتند: چرا آیات این کتاب مفصل و روشن (به زبان عرب) نیامد (تا ما قوم عرب ایمان آوریم)؟ ای عجب آیا کتاب عجمی بر رسول و امت عربی نازل می‌شود؟! (اکنون که بدون عذر ایمان نمی‌آرند) به آنها بگو: این قرآن برای اهل ایمان هدایت و شفاست و اما آنان که ایمان نمی‌آرند گوشهایشان (از شنیدن کلام حق) گران است و این قرآن بر آنها موجب کوری (جهل و ضلالت) است، آن مردم (نادان به این کتاب حق گوش فرا نمی‌دارند، گویی که) از مکانی بسیار دور (از سعادت و ایمان) به این کتاب حق دعوت می‌شوند.///و اگر آن را به صورت قرآنی بیگانه و ناشیوا پدید می‌آوردیم، بی‌شک می‌گفتند چرا آیات آن شیوا بیان نشده است، چرا آن بیگانه و ناشیواست، حال آنکه پیامبر عربی [و شیوا] است؟ بگو آن برای مؤمنان رهنمود و شفابخش است و کسانی که ایمان ندارند در گوشهایشان سنگینی‌ای هست و آن [قرآن‌] برایشان مایه سردرگمی است، اینانند که از جایی دور دست ندایشان می‌دهند///هرگاه آن را قرآنی عجمی قرار می‌دادیم حتما می‌گفتند: «چرا آیاتش روشن نیست؟! قرآن عجمی از پیغمبری عربی؟!» بگو: «این (کتاب) برای کسانی که ایمان آورده‌اند هدایت و درمان است؛ ولی کسانی که ایمان نمی‌آورند، در گوشهایشان سنگینی است و گویی نابینا هستند و آن را نمی‌بینند؛ آنها (همچون کسانی هستند که گوئی) از راه دور صدا زده می‌شوند!»///و اگر می‌گردانیدیمش قرآنی گنگ‌زبان (به زبان جز عربی) همانا می‌گفتند چرا جدا نشد آیتهایش آیا عجمی و عربی بگو آن برای آنان که ایمان آوردند رهبری و بهبودی است و آنان که ایمان نیاوردند در گوشهاشان سنگینی است و آن است بر ایشان کوری آنان خوانده می‌شوند از جایگاهی دور///و اگر این (کتاب‌) را قرآنی عجمی گردانیده بودیم بی‌‌چون می‌گفتند: «چرا آیه‌های آن جداسازی و تبیین نشده‌؟ آیا (کتابی) عجمی و (مخاطب آن) عرب زبان‌؟» بگو: «این (کتاب) برای کسانی که ایمان‌‌آورنده‌اند رهنمود و درمانی است‌. و کسانی که ایمان نمی‌آورند در گوش‌هایشان سنگینی است و قرآن برایشان کوری (و ره‌‌گم‌‌کردگی) است. ایشان از مکانی دور ندا داده می‌شوند. quran_en_fa We certainly gave Moses the Book aforetime: but disputes arose therein. Had it not been for a Word that went forth before from thy Lord, (their differences) would have been settled between them: but they remained in suspicious disquieting doubt thereon. به یقین ما به موسی کتاب عطا کردیم پس در آن اختلاف شد [که از پیشگاه حق آمده یا ساختگی است]، و اگر از سوی پروردگارت فرمانی [بر مهلت یافتنشان] پیشی نگرفته بود، بی تردید میانشان [به نابودی و هلاکت] حکم شده بود؛ و اینان هم [چون قوم موسی] نسبت به قرآن در تردیدی سخت هستند.///به یقین ما به موسی کتاب عطا کردیم پس در آن اختلاف شد [که از پیشگاه حق آمده یا ساختگی است]، و اگر از سوی پروردگارت فرمانی [بر مهلت یافتنشان] پیشی نگرفته بود، بی تردید میانشان [به نابودی و هلاکت] حکم شده بود؛ و اینان هم [چون قوم موسی] نسبت به قرآن در تردیدی سخت هستند.///موسى را کتاب دادیم، اما در آن اختلاف کردند. و اگر نبود آن سخنى که پروردگارت از پیش گفته بود، میانشان کار به پایان مى‌آمد. و البته هنوز به سختى در تردیدند.///و به راستى به موسى کتاب [تورات‌] را دادیم، پس در آن اختلاف واقع شد. و اگر از جانب پروردگارت سخنى [از مهلت بخشى‌] نگذشته بود، قطعا میان آنها حکم [به هلاکت‌] مى‌شد، و مسلما آنها در باره‌ى آن دچار شکى سخت هستند///و به راستى موسى را کتاب [تورات‌] دادیم، پس در آن اختلاف واقع شد، و اگر از جانب پروردگارت فرمان [مهلت‌] سبقت نگرفته بود، قطعا میانشان داورى شده بود؛ و در حقیقت آنان در باره آن به شکى سخت دچارند.///و البته ما به موسى کتاب دادیم، پس در آن اختلاف افتاد. [که از پیشگاه حق آمده یا ساختگى است.] و اگر نبود شیوه و سنت سابق پروردگارت، [که به مردم مهلت می‌دهد،] قطعا میانشان داورى شده بود و البته اینان نیز [چون قوم موسى] درباره‌ى قرآن در شکى همراه با بدگمانی‌اند.///و ما به موسی کتاب (تورات) را دادیم پس در آن راه مخالفت و اختلاف پیش گرفتند و اگر آن کلمه (رحمت) از (لطف) خدا سبقت نیافته بود (که تعجیل در عذاب نکند) همانا میان آن امت حکم عذاب می‌رسید، و هر چند که آنها سخت در نزول آن (عذاب) در شک و ریبند (که تو را در وعده عذاب قیامت هم تکذیب می‌کنند).///و به راستی به موسی کتاب آسمانی بخشیدیم، آنگاه درباره آن اختلاف کلمه پیدا شد، و اگر حکم پیشین پروردگارت تعلق نگرفته بود، هر آینه در میان آنان داوری می‌شد، و [اینک‌] آنان از آن سخت در شک هستند///ما به موسی کتاب آسمانی دادیم؛ سپس در آن اختلاف شد؛ و اگر فرمانی از ناحیه پروردگارت در این باره صادر نشده بود (که باید به آنان مهلت داد تا اتمام حجت شود)، در میان آنها داوری می‌شد (و به کیفر می‌رسیدند)؛ ولی آنها هنوز درباره آن شکی تهمت‌انگیز دارند!///و همانا دادیم به موسی کتاب را پس اختلاف شد در آن و اگر نبود سخنی که پیشی گرفت از پروردگارت هر آینه حکم می‌شد میان ایشان و همانا ایشانند در شکی از آن شک‌آرنده‌///و به‌راستی و درستی موسی را کتاب [: تورات] دادیم‌؛ پس در آن اختلاف شد و اگر از جانب پروردگارت فرمان [: مهلت] سبقت نگرفته بود، بی‌گمان میانشان داوری شده بود و اما آنان در (باره‌ی) آن در (ژرفای) شکی مستندند. quran_en_fa Whoever works righteousness benefits his own soul; whoever works evil, it is against his own soul: nor is thy Lord ever unjust (in the least) to His Servants. کسی که کار شایسته انجام دهد، به سود خود اوست، و کسی که مرتکب زشتی شود به زیان خود اوست، و پروردگارت ستمکار به بندگان نیست.///کسی که کار شایسته انجام دهد، به سود خود اوست، و کسی که مرتکب زشتی شود به زیان خود اوست، و پروردگارت ستمکار به بندگان نیست.///هر کس که کارى شایسته کند، به سود خود اوست و هر که بد کند به زیان اوست. و پروردگار تو به بندگان ستم روا نمى‌دارد.///هر که کار شایسته کند به سود اوست، و هر که بدى کند به زیان اوست و پروردگار تو نسبت به بندگان ستمکار نیست///هر که کار شایسته کند، به سود خود اوست؛ و هر که بدى کند، به زیان خود اوست، و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمکار نیست.///هر کس کار شایسته‌اى کند، پس به سود خود اوست. و هر کس بدى کند، پس به زیان خویش کرده است، و پروردگارت به مردم ستم نمى‌کند.///هر کس کار نیکی کند به نفع خود و هر که بد کند بر ضرر خویش کرده است و خدا هیچ بر بندگان ستم نخواهد کرد.///و هرکس که کاری شایسته پیشه کند، به سود خود اوست، و هرکس کاری بد پیش گیرد، به زیان خود اوست، و پروردگارت در حق بندگان ستمگر نیست‌///کسی که عمل صالحی انجام دهد، سودش برای خود اوست؛ و هر کس بدی کند، به خویشتن بدی کرده است؛ و پروردگارت هرگز به بندگان ستم نمی‌کند!///آنکو نکوئی کند پس برای خویشتن است و آن که بدی کند پس بر آن است و نیست پروردگارت ستم‌کننده بر بندگان‌///هر که کار شایسته‌ای کند، به سود (خود) اوست‌؛ و هر که بدی کند، به زیان (خود) اوست‌. و پروردگار تو به بندگان (خود) بسیار ستمکار نیست. quran_en_fa To Him is referred the Knowledge of the Hour (of Judgment: He knows all): No date-fruit comes out of its sheath, nor does a female conceive (within her womb) nor bring forth the Day that (Allah) will propound to them the (question), "Where are the partners (ye attributed to Me?" They will say, "We do assure thee not one of us can bear witness!" آگاهی و دانش به قیامت [و اینکه چه زمانی برپا می‌شود و چه خواهد شد] فقط ویژه اوست؛ و میوه‌ها از غلاف هایشان بیرون نمی‌آیند، و هیچ ماده‌ای حامله نمی‌شود و وضع حمل نمی‌کند مگر به دانش او. و روزی که [خدا] مشرکان را ندا می‌دهد: شریکانی که برای من می‌پنداشتید، کجایند؟ می‌گویند: [پس از روشن شدن حقایق بر ما] قاطعانه به تو اعلام می‌کنیم که هیچ گواهی از میان ما [بر اینکه تو را شریکی هست] وجود ندارد؛///آگاهی و دانش به قیامت [و اینکه چه زمانی برپا می‌شود و چه خواهد شد] فقط ویژه اوست؛ و میوه‌ها از غلاف هایشان بیرون نمی‌آیند، و هیچ ماده‌ای حامله نمی‌شود و وضع حمل نمی‌کند مگر به دانش او. و روزی که [خدا] مشرکان را ندا می‌دهد: شریکانی که برای من می‌پنداشتید، کجایند؟ می‌گویند: [پس از روشن شدن حقایق بر ما] قاطعانه به تو اعلام می‌کنیم که هیچ گواهی از میان ما [بر اینکه تو را شریکی هست] وجود ندارد؛///علم به روز قیامت نزد اوست. و هیچ ثمره‌اى از غلاف خویش بیرون نمى‌آید، و هیچ ماده‌اى آبستن نمى‌شود و نمى‌زاید مگر آنکه او بدان آگاه است. و آن روز که ایشان را ندا دهد که شریکان من کجایند؟ گویند: آگاهت کردیم که کسى از ما به شرک گواهى نمى‌دهد.///علم قیامت تنها به او باز مى‌گردد، و میوه‌ها از غلاف‌هایشان بیرون نمى‌آیند و هیچ ماده‌اى باردار نمى‌شود و نمى‌زاید مگر با علم و آگاهى او. و روزى که آنها را ندا دهد: شریکان من [که مى‌پنداشتید] کجایند؟ گویند: به تو اعلام مى‌کنیم که از ما هیچ کس [بر شری///دانستن هنگام رستاخیز فقط منحصر به اوست، و میوه‌ها از غلافهایشان بیرون نمى‌آیند و هیچ مادینه‌اى بار نمى‌گیرد و بار نمى‌گذارد مگر آنکه او به آن علم دارد. و روزى که [خدا] آنان را ندا مى‌دهد: «شریکان من کجایند؟» مى‌گویند: «با بانگ رسا به تو مى‌گوییم که هیچ گواهى از میان ما نیست.»///آگاهى به زمان وقوع قیامت، تنها به خداوند بازمى‌گردد. و هیچ میوه‌اى از شکوفه‌های خود خارج نمى‌شود، و هیچ ماده‌اى باردار نمى‌شود و نمى‌زاید، مگر به علم او. و روزى که [خداوند] مشرکان را ندا کند: «شریکان من کجا هستند؟» می‌گویند: «با بانگ رسا به تو مى‌گوییم: هیچ گواهى [بر گفتار و عقیده‌ى خود] نداریم.»///از ساعت قیامت تنها خدا آگاه است، و هیچ میوه‌ای از غنچه خود بیرون نیاید و هیچ آبستنی بار بر ندارد و نزاید مگر به علم ازلی او. و (یاد آر) روزی که خدا به مشرکان خطاب کند: آن معبودان باطلی که شریک من پنداشتید کجا رفتند؟ مشرکان گویند: بار الها، ما حضور تو عرضه داشتیم که از ما هیچ کس گواه نیست (که تو شریک داشته‌ای. یعنی از شرک بیزاری می‌جویند).///آگاهی از قیامت به او باز می‌گردد و هیچ بار و بری از پوستش بر نمی‌آید، و هیچ مادینه‌ای بار بر نمی‌گیرد، و بار خود را به زمین نمی‌گذارد، مگر با آگاهی او، و روزی که ایشان را ندا دهد که پس شریکان من [که شما ادعا می‌کردید] کجا هستند؟ گویند تو را خبر دادیم که ما را هیچ شاهدی نیست‌///علم به قیامت (و لحظه وقوع آن) تنها به خدا بازمی‌گردد؛ هیچ میوه‌ای از غلاف خود خارج نمی‌شود، و هیچ زنی باردار نمی‌گردد و وضع حمل نمی‌کند مگر به علم او؛ و آن روز که آنها را ندا می‌دهد (و می‌گوید:) کجایند شریکانی که برای من می‌پنداشتید؟! می‌گویند: «(پروردگارا!) ما عرضه داشتیم که هیچ گواهی بر گفته خود نداریم!»///بسوی او بازگردانیده شود علم ساعت و آنچه برون آید از میوه‌ها از شکوفه‌های خویش و نه بارور شود ماده و نه بار نهد مگر به علمش و روزی که خواندشان کجایند شریکان من گویند اعلام کنیمت که نیست از ما گواهی‌///علم رستاخیز تنها سوی او برگشت می‌شود. و میوه‌ها از غلاف‌هایشان بیرون نمی‌آیند و هیچ مادینه‌ای باری نمی‌گیرد و باری نمی‌گذارد، مگر در (پرتو) علم او. و روزی که (خدا) آنان را ندا در دهد: «شریکان من کجایند؟» گویند: «با بانگ رسا به تو اعلام می‌کنیم (که) هیچ گواهی (بر شریکان) از میان ما نیست.» quran_en_fa The (deities) they used to invoke aforetime will leave them in the lurch, and they will perceive that they have no way of escape. و آنچه را از پیش [به عنوان شریکان خدا] می‌پرستیدند از نظرشان گم و ناپدید می‌شود و یقین می‌کنند که آنان را هیچ راه گریزی [از عذاب] نیست.///و آنچه را از پیش [به عنوان شریکان خدا] می‌پرستیدند از نظرشان گم و ناپدید می‌شود و یقین می‌کنند که آنان را هیچ راه گریزی [از عذاب] نیست.///و آنچه را پیش از این به خدایى مى‌خواندند از دست دادند و دانستند که راه گریزى ندارند.///و آنچه پیش از این [به خدایى‌] مى‌خواندند، از ایشان ناپدید مى‌شود، و در مى‌یابند که آنها را هیچ راه فرارى نیست///و آنچه از پیش مى‌خواندند، از [نظر] آنان ناپدید مى‌شود و مى‌دانند که آنان را روى گریز نیست.///و هر چه را که از پیش همواره مى‌خواندند، از نزد آنان گم می‌شود. و مى‌فهمند که هیچ راه فرارى ندارند.///و معبودان باطلی که در دنیا عبادت می‌کردند همه از نظرشان محو و نابود شود و آن زمان بدانند که (از آتش قهر خدا) هیچ مفر و نجاتی بر آنها نیست.///و آنچه در گذشته به پرستش می‌خواندند، از دید آنان ناپدید شود، و دریابند که گریزگاهی ندارند///و همه معبودانی را که قبلا می‌خواندند محو و گم می‌شوند؛ و می‌دانند هیچ گریزگاهی ندارند!///و گم شد از ایشان آنچه بودند می‌خواندند از پیش و پنداشتند نیستشان گریزگاهی‌///و آنچه از پیش می‌خواندند از (نظر) آنان گم و ناپدید شد و گمان (درستی) کردند (که) آنان را هرگز راه گریزی نیست. quran_en_fa Man does not weary of asking for good (things), but if ill touches him, he gives up all hope (and) is lost in despair. انسان از درخواست خوشی و رفاه خسته نمی‌شود، واگر آسیبی به او رسد به شدت مأیوس [و] ناامید می‌شود؛///انسان از درخواست خوشی و رفاه خسته نمی‌شود، واگر آسیبی به او رسد به شدت مأیوس [و] ناامید می‌شود؛///آدمى هر چه طلب خیر کند خسته نمى‌شود، اما چون بدى به او برسد بداندیش و نومید مى‌گردد.///انسان از درخواست خیر خسته نمى‌شود، و اگر بدى به او رسد، بسیار مأیوس و دلسرد مى‌گردد///انسان از دعاى خیر خسته نمى‌شود، و چون آسیبى به او رسد مأیوس [و] نومید مى‌گردد.///انسان از درخواست خوشى و رفاه خسته نمى‌شود. و هرگاه شرى به او برسد، بسیار نومید و بى‌انگیزه مى‌شود.///آدمی (حریص، از خدا) به دعا دایم تمنای خیر می‌کند و هرگز خستگی و سیری ندارد و لیکن اگر به وی شر و آسیبی رسد (از رحمت الهی) زود مأیوس و ناامید می‌گردد.///انسان هرگز از طلب‌خیز به دعا خسته نمی‌شود، ولی چون شری به او رسد، بس نومید و دلسرد است‌///انسان هرگز از تقاضای نیکی (و نعمت) خسته نمی‌شود؛ و هرگاه شر و بدی به او رسد، بسیار مأیوس و نومید می‌گردد!///خسته نگردد انسان از خواهش خوب و اگر رسدش بدیی پس بسی نومید و بسی دلسرد است‌///انسان از درخواست خیر خسته نمی‌شود و چون آسیبی بدو در رسد کانون یأس و نومیدی است. quran_en_fa When we give him a taste of some Mercy from Ourselves, after some adversity has touched him, he is sure to say, "This is due to my (merit): I think not that the Hour (of Judgment) will (ever) be established; but if I am brought back to my Lord, I have (much) good (stored) in His sight!" But We will show the Unbelievers the truth of all that they did, and We shall give them the taste of a severe Penalty. و اگر او را از سوی خود پس از آسیبی که به او رسیده خوشی و رفاه بچشانیم قاطعانه می‌گوید: این [خوشی و رفاه] ویژه من است [و به خاطر لیاقتم به من رسیده است] و گمان نمی‌کنم که قیامت برپا شود، و [به فرض برپا شدن] اگر به سوی پروردگارم باز گردانده شوم، برای من نزد او پاداشی نیکوتر خواهد بود! ما یقینا کسانی را که کافر شدند به اعمالی که انجام داده‌اند، آگاه خواهیم کرد، و قطعا از عذابی سخت به آنان می‌چشانیم.///و اگر او را از سوی خود پس از آسیبی که به او رسیده خوشی و رفاه بچشانیم قاطعانه می‌گوید: این [خوشی و رفاه] ویژه من است [و به خاطر لیاقتم به من رسیده است] و گمان نمی‌کنم که قیامت برپا شود، و [به فرض برپا شدن] اگر به سوی پروردگارم باز گردانده شوم، برای من نزد او پاداشی نیکوتر خواهد بود! ما یقینا کسانی را که کافر شدند به اعمالی که انجام داده‌اند، آگاه خواهیم کرد، و قطعا از عذابی سخت به آنان می‌چشانیم.///اگر پس از رنجى که به او رسیده رحمتى به او بچشانیم مى‌گوید: این حق من است و نپندارم که قیامتى برپا شود، و اگر هم مرا نزد پروردگارم برگردانند البته که نزد او حالتى خوشتر باشد. پس کافران را به اعمالى که کرده‌اند آگاه مى‌کنیم و به آنها عذابى سخت مى‌چشانیم.///و اگر پس از رنجى که به او رسیده، از جانب خود رحمتى به او بچشانیم، قطعا خواهد گفت: این حق من است، و نپندارم که رستاخیز برپا شود و اگر به سوى پروردگارم بازگردانده شوم، حتما [منزلتى‌] خوش‌تر نزد او برایم خواهد بود. پس بدون شک کافران را از آنچه انجام داد///و اگر از جانب خود رحمتى -پس از زیانى که به او رسیده است- بچشانیم، قطعا خواهد گفت: «من سزاوار آنم و گمان ندارم که رستاخیز برپا شود، و اگر هم به سوى پروردگارم بازگردانیده شوم، قطعا نزد او برایم خوبى خواهد بود. «پس بدون شک، کسانى را که کفران کرده‌اند، به آنچه انجام داده‌اند آگاه خواهیم کرد، و مسلما از عذابى سخت به آنان خواهیم چشانید.///و اگر پس از رنجى که به وى رسیده است، رحمتى از خود به او بچشانیم، حتما مى‌گوید: «این [خوشى]، حق من است.» [و چنان مغرور مى‌شود که مى‌گوید:] «گمان نمى‌کنم قیامتى برپا شود. و اگر هم به سوى پروردگارم بازگردانده شوم، نزد او بهترین [پاداش] را خواهم داشت.» پس ما کافران را از آنچه کرده‌اند، آگاه خواهیم ساخت، و قطعا از عذابی سخت به آنان خواهیم چشاند.///و اگر ما به انسان (مغرور کم ظرف) پس از رنج و ضرری که به او رسیده نعمت و رحمتی نصیب کنیم البته خواهد گفت که این نعمت برای من (از لیاقت من) است، و گمان نمی‌کنم که قیامتی بر پا شود و به فرض اینکه به سوی خدایم برگردم باز هم برای من نزد خدا بهترین نعمت خواهد بود. ما البته کافران را به (کیفر) اعمالشان آگاه می‌سازیم و عذابی بسیار سخت می‌چشانیم.///و اگر به او پس از رنجی که رسیده است، از سوی خود رحمتی بچشانیم، گوید این حق من است و گمان ندارم که قیامت برپا شود، و اگر هم به سوی پروردگارم بازگردانده شوم، همانا برای من در نزد او خوشی [/بهشت‌] خواهد بود، آنگاه کافران را از [نتیجه و حقیقت‌] کار و کردارشان آگاه سازیم و به آنان از عذاب سهمگین بچشانیم‌///و هرگاه او را رحمتی از سوی خود بعد از ناراحتی که به او رسیده بچشانیم می‌گوید: «این بخاطر شایستگی و استحقاق من بوده، و گمان نمی‌کنم قیامت برپا شود؛ و (بفرض که قیامتی باشد،) هرگاه بسوی پروردگارم بازگردانده شوم، برای من نزد او پاداشهای نیک است. ما کافران را از اعمالی که انجام داده‌اند (بزودی) آگاه خواهیم کرد و از عذاب شدید به آنها می‌چشانیم.///و اگر چشانیمش رحمتی از خویش پس از سختیی که بدو رسیده است هر آینه گوید این از آن من است و نپندارم ساعت را بپاشونده و اگر بازگردانیده شوم بسوی پروردگارم همانا مرا است نزد او نکوئی پس آگاه سازیم همانا آنان را که کفر ورزیدند بدانچه کردند و بچشانیمشان هر آینه از عذابی انبوه‌///و اگر به‌راستی از جانب خود بدو رحمتی - پس از زیانی که به او رسیده است - بچشانیم، (هم) او همانا بی‌چون خواهد گفت: «من سزاوار آنم و گمان ندارم که رستاخیز بر پا شونده است و اگر هم بر فرض محال سوی پروردگارم باز گردانیده شوم بی‌گمان نزد او برایم (زندگی) بس بهتر خواهد بود.» پس همواره کسانی را که کافر شدند (یا) کفران کردند، به آنچه انجام داده‌اند همانا به خوبی آگاه خواهیم کرد و بی‌گمان از عذابی سخت بی‌امان به آنان خواهیم چشانید. quran_en_fa When We bestow favours on man, he turns away, and gets himself remote on his side (instead of coming to Us); and when evil seizes him, (he comes) full of prolonged prayer! و هنگامی که به انسان نعمت عطا می‌کنیم [از طاعت و عبادت] روی بر می‌گرداند و [با کبر و نخوت] از ما دور می‌شود، و چون آسیبی به او رسد [برای برطرف شدنش] به دعای فراوان و طولانی روی می‌آورد؛///و هنگامی که به انسان نعمت عطا می‌کنیم [از طاعت و عبادت] روی بر می‌گرداند و [با کبر و نخوت] از ما دور می‌شود، و چون آسیبی به او رسد [برای برطرف شدنش] به دعای فراوان و طولانی روی می‌آورد؛///چون به آدمى نعمتى ارزانى داریم، رویگردان مى‌شود و به تکبر گردن مى‌افرازد. و اگر بدو شرى برسد، بسیار فریاد و فغان مى‌کند.///و هرگاه به انسان نعمت ارزانى داشتیم، روى برتافت و خود را [از بندگى خدا] کنار کشید، و هرگاه آسیبى بدو رسید دعاى دور و درازى داشت///و چون انسان را نعمت بخشیم، روى برتابد و خود را کنار کشد، و چون آسیبى بدو رسد دست به دعاى فراوان بردارد.///و هرگاه به انسان نعمتى بدهیم، [از طاعت و عبادت،] روى می‌گرداند و خود را کنار می‌کشد. و هرگاه آسیبى به او برسد، [براى برطرف شدنش،] به دعاى فراوان و طولانى روى مى‌آورد.///و ما هر گاه به انسان (بی‌حوصله کم ظرف) نعمتی عطا کنیم رو بگرداند و (از شکر خدا) دوری جوید، و هر گاه شر و بلایی به او روی آورد آن گاه دایم زبان به دعا گشاید (و اظهار عجز نماید).///و چون به انسان ناز و نعمتی ارزانی داریم [از سر نعمت زدگی و ناسپاسی‌] روی بگرداند و دامن کشان بگذرد، و چون بلایی به او رسد دعاخوانی پیگیر است‌///و هرگاه به انسان (غافل و بی‌خبر) نعمت دهیم، روی می‌گرداند و به حال تکبر از حق دور می‌شود؛ ولی هرگاه مختصر ناراحتی به او رسد، تقاضای فراوان و مستمر (برای بر طرف شدن آن) دارد!///و هر گاه بخشایش کنیم بر انسان روی برتابد و دور گرداند پهلوی خویش را و هر گاه رسدش شری پس او است دارای دعائی پهناور///و چون انسان را نعمتی دادیم، روی برتابد و خود را (از روی تکبر) به پهلویش خرامان کنار کشد و چون آسیبی بدو در رسد دارای درخواستی وسیع است. quran_en_fa Say: "See ye if the (Revelation) is (really) from Allah, and yet do ye reject it? Who is more astray than one who is in a schism far (from any purpose)?" بگو: به من خبر دهید: اگر [قرآن] از سوی خدا باشد و سپس شما به آن کافر شوید، چه کسی گمراه‌تر از آن خواهد بود که در مخالفتی دور [از منطق و صواب] قرار دارد؟///بگو: به من خبر دهید: اگر [قرآن] از سوی خدا باشد و سپس شما به آن کافر شوید، چه کسی گمراه‌تر از آن خواهد بود که در مخالفتی دور [از منطق و صواب] قرار دارد؟///بگو: چه مى‌بینید؟ اگر این کتاب از جانب خداست و شما بدان ایمان نمى‌آورید، گمراه‌تر از کسى که همچنان راه مخالفت در پیش گرفته است کیست؟///بگو: به من خبر دهید، اگر [قرآن‌] از نزد خدا باشد و آن‌گاه شما آن را انکار کنید، کیست گمراه‌تر از آن که در مخالفت سختى [با آن‌] است///بگو: «به من خبر دهید، اگر [قرآن‌] از نزد خدا [آمده‌] باشد و آن را انکار کرده باشید، چه کسى گمراه‌تر از آن کس خواهد بود که به مخالفتى دور و دراز [دچار] آمده باشد؟»///بگو: «به من خبر دهید که اگر [این قرآن] از سوی خداوند باشد، سپس شما به آن کافر شوید، چه کسى گمراه‌تر از [چنین] کسى است که در مخالفتی شدید باشد؟»///(کافران را) بگو: چه می‌پندارید اگر (قرآن) از جانب خدا باشد و شما به آن کافر شده باشید آیا گمراه‌تر از آن کس که (مانند شما) به کفر و شقاق دور (از راه سعادت) است در جهان کسی تواند بود؟///بگو اندیشه کنید اگر [قرآن‌] از سوی خدا باشد، و سپس شما منکرش شوید، دیگر چه کسی از کسی که چنین ناسازگاری عظیمی دارد، گمراه‌تر خواهد بود؟///بگو: «به من خبر دهید اگر این قرآن از سوی خداوند باشد و شما به آن کافر شوید، چه کسی گمراهتر خواهد بود از کسی که در مخالفت شدیدی قرار دارد؟!///بگو آیا دیده‌اید که اگر باشد از نزد خدا پس کفر ورزیدید بدان کیست گمراه‌تر از آنکه در ناسازگاری (ستیزه‌جویی) است دور///بگو: «آیا دیدید اگر (قرآن) از نزد خدا باشد، سپس به آن کافر شدید، چه کسی گمراه‌تر از آن کس خواهد بود که در جداسازی و مخالفتی دور و دراز (دچارشده) است؟» quran_en_fa Soon will We show them our Signs in the (furthest) regions (of the earth), and in their own souls, until it becomes manifest to them that this is the Truth. Is it not enough that thy Lord doth witness all things? به زودی نشانه‌های خود را در کرانه‌ها و اطراف جهان و در نفوس خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برای آنان روشن شود که بی تردید او حق است. آیا کافی نیست که پروردگارت [با ظاهر کردن حقایق و دلایل] بر همه چیز گواه است [که تنها او آفریننده و بی نیاز است و غیر او مخلوق و از هر جهت نیازمند به اوست.]///به زودی نشانه‌های خود را در کرانه‌ها و اطراف جهان و در نفوس خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برای آنان روشن شود که بی تردید او حق است. آیا کافی نیست که پروردگارت [با ظاهر کردن حقایق و دلایل] بر همه چیز گواه است [که تنها او آفریننده و بی نیاز است و غیر او مخلوق و از هر جهت نیازمند به اوست.]///زودا که آیات قدرت خود را در آفاق و در وجود خودشان به آنها نشان خواهیم داد تا برایشان آشکار شود که او حق است. آیا اینکه پروردگار تو در همه جا حاضر است کافى نیست؟///زودا که آیات قدرت خود را در اطراف [جهان‌] و در جانشان به آنها بنماییم، تا برایشان روشن گردد که او حق است. آیا کافى نیست که پروردگار تو بر همه چیز شاهد است///به زودى نشانه‌هاى خود را در افقها [ى گوناگون‌] و در دلهایشان بدیشان خواهیم نمود، تا برایشان روشن گردد که او خود حق است. آیا کافى نیست که پروردگارت خود شاهد هر چیزى است؟///ما به زودی نشانه‌های خود را در کرانه‌های جهان، و در درون جانشان، به آنان نشان خواهیم داد، تا برایشان روشن شود که قطعا او حق است. آیا کافى نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟///ما آیات (قدرت و حکمت) خود را در آفاق جهان و نفوس بندگان کاملا هویدا و روشن می‌گردانیم تا ظاهر و آشکار شود که خدا (و آیات حکمت و قیامت و رسالتش همه) بر حق است. آیا همین حقیقت که خدا بر همه موجودات عالم پیدا و گواه است کفایت (از برهان) نمی‌کند؟///زودا که آیات خود را در بیرون و درونشان به ایشان بنمایانیم، تا آنکه بر آنان آشکار شود که آن حق است، آیا کافی نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است‌///به زودی نشانه‌های خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان می‌دهیم تا برای آنان آشکار گردد که او حق است؛ آیا کافی نیست که پروردگارت بر همه چیز شاهد و گواه است؟!///زود است بنمایانیمشان آیتهای خویش را در سراسر گیتی و در خود ایشان تا روشن شود برای ایشان که او است حق آیا بس نیست پروردگار تو که او بر همه چیز گواه است‌///به زودی نشانه‌های خود را در تمامی افق‌ها و دیدگاه‌ها و در خودهاشان بدیشان می‌نمایانیم، تا برایشان به‌راستی روشن گردد که او تمامی حق است. آیا و کافی نیست که پروردگارت خود همواره بر هر چیزی بسی گواه است‌؟ quran_en_fa Ah indeed! Are they in doubt concerning the Meeting with their Lord? Ah indeed! It is He that doth encompass all things! آگاه باش! که آنان نسبت به دیدار [قیامت و محاسبه اعمال به وسیله] پروردگارشان در تردیدند. [و] آگاه باش! که یقینا او به همه چیز [با قدرت و دانش بی نهایتش] احاطه دارد.///آگاه باش! که آنان نسبت به دیدار [قیامت و محاسبه اعمال به وسیله] پروردگارشان در تردیدند. [و] آگاه باش! که یقینا او به همه چیز [با قدرت و دانش بی نهایتش] احاطه دارد.///بهوش باش که آنها از دیدار پروردگارشان در تردیدند. بهوش باش که او بر هر چیزى احاطه دارد.///آگاه باش که آنها از دیدار پروردگارشان در تردیدند. آگاه باش که مسلما او به همه چیز احاطه دارد///آرى، آنان در لقاى پروردگارشان تردید دارند. آگاه باش که مسلما او به هر چیزى احاطه دارد.///آگاه باش که آنان درباره‌ی ملاقات پروردگارشان [در قیامت،] در شکى عمیقند. آگاه باش که او به هر چیزى احاطه دارد.///الا (ای اهل ایمان) بدانید که کافران از لقای خدای خود در شک و انکارند و باز بدانید که خدا را بر همه موجودات عالم احاطه کامل است.///بدانید که ایشان از لقای پروردگارشان در شک‌اند، بدانید که او بر هر چیز چیره است‌///آگاه باشید که آنها از لقای پروردگارشان در شک و تردیدند؛ و آگاه باشید که خداوند به همه چیز احاطه دارد!///همانا ایشانند در تردیدی از ملاقات پروردگار خویش همانا او است به همه چیز فراگیرنده‌///هان! (که) آنان در لقای پروردگارشان در (ژرفای) شکی بی‌مستند فرو رفته‌اند. هان! که او بی‌گمان بر هر چیزی احاطه‌ (ی علمی و قدرت و حکمت) دارد. quran_en_fa Ha-Mim حم///حم///حا، میم.///حا، میم///حاء، میم،///حا، میم.///حم‌///حم [حا میم‌]///حم.///حم‌///حم. quran_en_fa 'Ain. Sin. Qaf. عسق///عسق///عین، سین، قاف.///عین، سین، قاف///عین، سین، قاف.///عین، سین، قاف.///عسق (اسرار کتاب خداست)///عسق [عین سین قاف‌]///عسق.///عسق‌///عسق. quran_en_fa Thus doth (He) send inspiration to thee as (He did) to those before thee,- Allah, Exalted in Power, Full of Wisdom. این گونه خدای توانای شکست ناپذیر و حکیم به سوی تو و کسانی [از پیامبران] که پیش از تو بودند، وحی می‌کند.///این گونه خدای توانای شکست ناپذیر و حکیم به سوی تو و کسانی [از پیامبران] که پیش از تو بودند، وحی می‌کند.///خداوند پیروزمند حکیم، به تو و کسانى که پیش از تو بودند اینچنین وحى مى‌فرستد:///این گونه خداوند مقتدر حکیم به تو و به کسانى که پیش از تو بودند وحى مى‌کند///این گونه، خداى نیرومند حکیم به سوى تو و به سوى کسانى که پیش از تو بودند، وحى مى‌کند.///این­گونه خداوند عزیز حکیم، به تو و به کسانى که پیش از تو بوده‌اند، وحى مى‌کند.///این گونه به سوی تو و رسولان پیش از تو خدای مقتدر دانا وحی می‌کند.///بدین‌سان خداوند پیروزمند فرزانه به سوی تو و کسانی که پیش از تو [پیامبر] بودند، وحی می‌فرستد///این گونه خداوند عزیز و حکیم به تو و پیامبرانی که پیش از تو بودند وحی می‌کند.///بدینسان سروش فرستد بسوی تو و بسوی آنان که پیش از تو بودند خداوند عزتمند حکیم‌///این گونه، خدای عزیز و حکیم سوی تو و سوی کسانی که پیش از تو بودند وحی می‌کند. quran_en_fa To Him belongs all that is in the heavens and on earth: and He is Most High, Most Great. آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست، و او بلند مرتبه و بزرگ است.///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست، و او بلند مرتبه و بزرگ است.///از آن اوست هر چه در آسمانها و زمین است. و اوست آن بلند مرتبه بزرگوار.///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن اوست، و او بلند مرتبه و بزرگ است///آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست و او بلندمرتبه بزرگ است.///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، از آن اوست و او بلندمرتبه و بزرگ است.///آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همه ملک اوست و او خدای بلند مرتبه بزرگ است.///آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است او راست، و او بلندمرتبه بزرگ است‌///آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست؛ و او بلندمرتبه و بزرگ است!///او را است آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و او است فرازنده بزرگ‌///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است تنها از اوست و او تنها بلندمرتبه‌ی بزرگ است. quran_en_fa The heavens are almost rent asunder from above them (by Him Glory): and the angels celebrate the Praises of their Lord, and pray for forgiveness for (all) beings on earth: Behold! Verily Allah is He, the Oft-Forgiving, Most Merciful. نزدیک است آسمان‌ها از فرازشان [به سبب عظمت وحی] بشکافند و فرشتگان، پروردگارشان را همواره همراه با سپاس و ستایش تسبیح می‌گویند، و برای کسانی که در زمین هستند، درخواست آمرزش می‌کنند؛ آگاه باشید! بی تردید خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///نزدیک است آسمان‌ها از فرازشان [به سبب عظمت وحی] بشکافند و فرشتگان، پروردگارشان را همواره همراه با سپاس و ستایش تسبیح می‌گویند، و برای کسانی که در زمین هستند، درخواست آمرزش می‌کنند؛ آگاه باشید! بی تردید خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///نزدیک است که آسمانها بر فراز یکدیگر در هم شکنند و فرشتگان به ستایش پروردگارشان تسبیح مى‌گویند و براى ساکنان زمین آمرزش مى‌طلبند. آگاه باشید که خدا آمرزنده و مهربان است.///نزدیک است آسمان‌ها [به خاطر عظمت وحى‌] از فراز یکدیگر بشکافند و فرشتگان به حمد پروردگارشان تسبیح مى‌گویند و براى کسانى که در زمینند آمرزش مى‌طلبند. آگاه باش که بى‌شک خداست که آمرزنده‌ى مهربان است///چیزى نمانده که آسمانها از فرازشان بشکافند و [حال آنکه‌] فرشتگان به سپاس پروردگارشان تسبیح مى‌گویند و براى کسانى که در زمین هستند آمرزش مى‌طلبند. آگاه باش، در حقیقت خداست که آمرزنده مهربان است.///نزدیک است که آسمان‌ها [از عظمت وحى] از فرازشان بشکافند، و فرشتگان پروردگارشان را همراه با سپاس، تسبیح مى‌کنند، و براى کسانى که در زمین هستند، آمرزش مى‌طلبند. آگاه باشید که فقط خداوند، بسیار بخشنده و مهربان است.///نزدیک است که آسمانها از فراز هم یکی پس از دیگری شکافته (و درهای آن به وحی رسولان باز) شود، و فرشتگان (رحمت) به ستایش خدای خود تسبیح گویند و برای اهل زمین از خدا مغفرت و آمرزش طلبند (و ندا کنند که) الا ای بندگان، بدانید که خداست آن ذاتی که بسیار آمرزنده و مهربان است.///نزدیک است که آسمانها [از ناروایی بهتان آنان‌] بر فرازشان پاره پاره شود، و فرشتگان سپاسگزارانه پروردگارشان را تسبیح می‌گویند و برای زمینیان آمرزش می‌خواهند، هان همانا خداوند است که آمرزگار مهربان است‌///نزدیک است آسمانها (بخاطر نسبتهای ناروای مشرکان) از بالا متلاشی شوند و فرشتگان پیوسته تسبیح و حمد پروردگارشان را بجا می‌آورند و برای کسانی که در زمین هستند استغفار می‌کنند؛ آگاه باشید خداوند آمرزنده و مهربان است.///نزدیک است آسمانها بشکافند (بپاشند) از فراز آنها و فرشتگانی تسبیح گویند به سپاس پروردگار خویش و آمرزش خواهند برای آنان که در زمینند همانا او است آمرزگار بخشنده‌///چیزی نمانده که (در پی‌آمد شرک) آسمان‌ها از فرازشان بشکافند. و فرشتگان با سپاس پروردگارشان، تسبیح می‌گویند، و برای کسانی که در زمین هستند بسی پوشش می‌طلبند. آگاه باش! همانا خداست که همو بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa And those who take as protectors others besides Him,- Allah doth watch over them; and thou art not the disposer of their affairs. و کسانی که غیر خدا را سرپرستان و یاران خود گرفته‌اند، خدا نگهبان و مراقب بر [اعمال و گفتار] آنان است و تو کارساز و وکیل بر آنان نیستی.///و کسانی که غیر خدا را سرپرستان و یاران خود گرفته‌اند، خدا نگهبان و مراقب بر [اعمال و گفتار] آنان است و تو کارساز و وکیل بر آنان نیستی.///خدا مراقب اعمال کسانى است که جز او را به دوستى گرفتند، و تو وکیل آنها نیستى.///و خدا مراقب کسانى است که جز او را ولى و سرپرست گرفتند و تو بر آنها و کیل نیستى///و کسانى که به جاى او دوستانى براى خود گرفته‌اند، خدا بر ایشان نگهبان است و تو بر آنان گمارده نیستى.///و کسانى که به جاى او سرورانى را [به پرستش] گرفته‌اند، خداوند مراقب [اعمال و گفتار] آنان است. و تو بر آنان وکیل نیستى [تا به ایمان وادارشان کنى].///و آنان که غیر خدا را معبود و محبوب خویش برگرفتند خدا رقیب و نگهبان بر (اعمال) آنهاست و تو وکیل (کار و مسئول کردار) آنان نخواهی بود.///و کسانی که به جای او سرورانی را به پرستش می‌گیرند، خداوند حاکم بر آنهاست، و تو نگهبان آنان نیستی‌///کسانی که غیر خدا را ولی خود انتخاب کردند، خداوند حساب همه اعمال آنها را نگه می‌دارد؛ و تو مأمور نیستی که آنان را مجبور به قبول حق کنی!///و آنان که برگرفتند جز وی دوستانی خدا است نگهبان بر ایشان و نیستی تو بر ایشان وکیل‌///و کسانی که به جای او سرپرستانی (برای خود) گرفته‌اند، (بدانند که) خداست که بر آنان (و اینان) نگهبان است، و تو بر اینان نگهبانی نیستی. quran_en_fa Thus have We sent by inspiration to thee an Arabic Qur'an: that thou mayest warn the Mother of Cities and all around her,- and warn (them) of the Day of Assembly, of which there is no doubt: (when) some will be in the Garden, and some in the Blazing Fire. و این گونه قرآنی [به زبان] عربی [فصیح و گویا] به تو وحی کردیم تا [مردم] ام القری [شهر مکه] و کسانی را که پیرامون آن هستند، بیم دهی، و آنان را از روز جمع شدن [یعنی روز قیامت] که تردیدی در آن نیست بترسانی، [روزی که] گروهی در بهشت اند و گروهی در آتش سوزان.///و این گونه قرآنی [به زبان] عربی [فصیح و گویا] به تو وحی کردیم تا [مردم] ام القری [شهر مکه] و کسانی را که پیرامون آن هستند، بیم دهی، و آنان را از روز جمع شدن [یعنی روز قیامت] که تردیدی در آن نیست بترسانی، [روزی که] گروهی در بهشت اند و گروهی در آتش سوزان.///و نیز این قرآن را به زبان عربى بر تو وحى کردیم تا ام‌القرى و ساکنان اطرافش را بیم دهى. همچنین آنان را از روز قیامت -که در آن تردیدى نیست- بترسانى که گروهى در بهشتند و گروهى در آتش سوزان.///و بدین سان قرآن عربى را به تو وحى کردیم تا اهل مکه و هر که را پیرامون آن است بیم دهى و از روز گرد آمدن [خلق‌] که تردیدى در آن نیست بترسانى که گروهى در بهشت و گروهى در دوزخند///و بدین گونه قرآن عربى به سوى تو وحى کردیم تا [مردم‌] مکه و کسانى را که پیرامون آنند هشدار دهى، و از روز گردآمدن [خلق‌] -که تردیدى در آن نیست- بیم دهى؛ گروهى در بهشتند و گروهى در آتش.///و این­گونه قرآنى [به زبان] عربى [فصیح و گویا] به تو وحى کردیم تا مردم مکه و کسانى را که پیرامون آن هستند، هشدار دهى. و آنان را از روز جمع شدن [در قیامت] که شکى در آن نیست، بترسانى. [آن روز] گروهى در بهشت و گروهى در آتش سوزانند.///و این چنین قرآن فصیح عربی را ما به تو وحی کردیم تا مردم ام القری (شهر مکه) و هر که را که در اطراف آن است (از خدا) بترسانی و هم از (سختی) روز بزرگ قیامت که همه جمع آیند و هیچ شک در آن نیست و گروهی در بهشت جاودان و فرقه‌ای در آتش سوزان روند بیم دهی.///و بدین‌سان قرآنی عربی [/شیوا] بر تو وحی کردیم، تا [اهل‌] مکه و پیرامونیان آن را هشدار دهی، و از روز محشر که شکی در آن نیست، هشدار دهی، که گروهی در بهشتند و گروهی در دوزخ‌///و این گونه قرآنی عربی [= فصیح و گویا] را بر تو وحی کردیم تا «ام‌القری» [= مکه‌] و مردم پیرامون آن را انذار کنی و آنها را از روزی که همه خلایق در آن روز جمع می‌شوند و شک و تردید در آن نیست بترسانی؛ گروهی در بهشتند و گروهی در آتش سوزان!///و بدینسان وحی فرستادیم بسوی تو قرآنی عربی را تا بترسانی مادر شهرها را و آنان که پیرامون آنند و بترسانی روز گردآمدن را که نیست شکی در آن گروهی در بهشتند و گروهی در دوزخ‌///و بدین‌سان قرآنی آشکار سوی تو وحی کردیم تا مرکز مجتمعات مکلفان [: مکه] و کسانی را که پیرامون آنند هشدار دهی و (نیز) روز گرد آمدن (مکلفان) را - که شکی مستند در آن نیست - هشدار دهی‌؛ (در آن روز) گروهی در بهشتند و گروهی در آتش سوزان فروزان. quran_en_fa If Allah had so willed, He could have made them a single people; but He admits whom He will to His Mercy; and the Wrong-doers will have no protector nor helper. اگر خدا می‌خواست آنان را [از روی جبر بر محور هدایت] امت واحدی قرار می‌داد، ولی [هدایت اجباری فاقد ارزش است] هر که را بخواهد [در صورتی که ستمکار به آیات خدا نباشد] در رحمت خود در آورد؛ و ستمکاران را هیچ دوست و یاوری [که از عذاب نجاتشان دهد] نیست.///اگر خدا می‌خواست آنان را [از روی جبر بر محور هدایت] امت واحدی قرار می‌داد، ولی [هدایت اجباری فاقد ارزش است] هر که را بخواهد [در صورتی که ستمکار به آیات خدا نباشد] در رحمت خود در آورد؛ و ستمکاران را هیچ دوست و یاوری [که از عذاب نجاتشان دهد] نیست.///اگر خدا مى‌خواست همه را یک امت کرده بود. ولى او هر که را که بخواهد به رحمت خویش درآورد، و ستمکاران را هیچ دوست و یاورى نیست.///و اگر خدا مى‌خواست، قطعا آنها را یک امت قرار مى‌داد [و همه را به اجبار هدایت مى‌کرد] لیکن او [آنها را مختار ساخت تا] هر که را بخواهد به رحمت خویش درآورد، و ستمگران را هیچ ولى و یاورى نیست///و اگر خدا مى‌خواست، قطعا آنان را امتى یگانه مى‌گردانید، لیکن هر که را بخواهد، به رحمت خویش درمى‌آورد و ستمگران نه یارى دارند و نه یاورى.///و اگر خدا مى‌خواست مردم را امتی یگانه قرار مى‌داد، و [به اجبار هدایت می‌کرد؛ ولى سنت خدا بر دادن اختیار به مردم است.] هر کس را که بخواهد، [و شایسته بداند،] در رحمت خود وارد مى‌کند. و براى ستمگران هیچ سرپرست و یاورى نیست.///و اگر خدا می‌خواست (و در ازل صلاح نظام عالم می‌دانست) تمام خلایق را (به قهر) یک فرقه (مؤمن) قرار می‌داد و لیکن (برای امتحان چنین نخواسته تا) هر که را بخواهد به رحمت خود داخل کند و ستمکاران را هیچ یار و ناصری نباشد.///و اگر خداوند می‌خواست آنان را امت یگانه‌ای قرار می‌داد، ولی هرکس را که بخواهد در جوار رحمتش در می‌آورد، و ستمکاران [مشرک‌] یار و یاوری ندارند///و اگر خدا می‌خواست همه آنها را امت واحدی قرار می‌داد (و به زور هدایت می‌کرد، ولی هدایت اجباری سودی ندارد)؛ اما خداوند هر کس را بخواهد در رحمتش وارد می‌کند، و برای ظالمان ولی و یاوری نیست.///و اگر می‌خواست خدا هر آینه می‌گردانیدشان یک ملت و لیکن درآرد هر که را خواهد در رحمتش و ستمگران را نیستشان یار و نه یاوری‌///و اگر خدا می‌خواست، همانا آنان را (به اجبار) امتی یگانه می‌گردانید. و اما هر که را بخواهد، به رحمت خویش درمی‌آورد. و ستمگران (هرگز) نه هیچ پشتیبانی دارند و نه یاوری. quran_en_fa What! Have they taken (for worship) protectors besides Him? But it is Allah,- He is the Protector, and it is He Who gives life to the dead: It is He Who has power over all things, آیا به جای او سرپرستان و معبودانی برای خود گرفته‌اند؟ در حالی که سرپرست و معبود واقعی خداست، و تنها اوست که مردگان را زنده می‌کند و فقط اوست که بر هر کاری تواناست؛///آیا به جای او سرپرستان و معبودانی برای خود گرفته‌اند؟ در حالی که سرپرست و معبود واقعی خداست، و تنها اوست که مردگان را زنده می‌کند و فقط اوست که بر هر کاری تواناست؛///آیا جز خدا را به دوستى گرفتند؟ دوست حقیقى خداست. و اوست که مردگان را زنده مى‌کند، و اوست که بر هر کارى تواناست.///آیا به جاى او سرپرستانى براى خود گرفته‌اند؟ خداست که ولى [حقیقى‌] است، و اوست که مردگان را زنده مى‌کند و هموست که بر هر چیزى تواناست///آیا به جاى او دوستانى براى خود گرفته‌اند؟ خداست که دوست راستین است، و اوست که مردگان را زنده مى‌کند، و هموست که بر هر چیزى تواناست.///آیا به جاى خداوند، سرپرستان دیگرى گرفته‌اند، با آن که تنها خدا ولی و سرپرست [واقعى] است. و اوست که مردگان را زنده مى‌کند، و اوست که بر هر کارى تواناست.///آری، مشرکان غیر خدا را یار و دوستدار خود برگرفتند و حال آنکه خدا منحصرا دوست و یاور بندگان است و اوست که مردگان را زنده می‌کند و اوست که بر هر چیز تواناست.///یا به جای او سرورانی را به پرستش گرفته‌اند، حال آنکه سرور [راستین‌] خداوند است و اوست که مردگان را زندگی می‌بخشد و او بر هر کاری تواناست‌///آیا آنها غیر از خدا را ولی خود برگزیدند؟! در حالی که «ولی» فقط خداوند است و اوست که مردگان را زنده می‌کند، و اوست که بر هر چیزی تواناست!///یا بگرفتند جز او دوستانی پس خدا است دوست و او زنده کند مردگان را و او است به همه چیز توانا///یا از مادون او سرپرستانی (برای خود) گرفته‌اند؟ پس خداست که (هم) او سرپرست (راستین‌) است و اوست که مردگان را زنده می‌کند و (هم) اوست که بر هر چیزی بسی تواناست. quran_en_fa Whatever it be wherein ye differ, the decision thereof is with Allah: such is Allah my Lord: In Him I trust, and to Him I turn. و آنچه را [از امور دین، عقاید و احکام] در آن اختلاف دارید، داوری اش با خداست. این است خدا پروردگار من، بر او توکل کردم و به او باز می‌گردم.///و آنچه را [از امور دین، عقاید و احکام] در آن اختلاف دارید، داوری اش با خداست. این است خدا پروردگار من، بر او توکل کردم و به او باز می‌گردم.///در هر چه اختلاف مى‌کنید حکمش با خداست. این خداى یکتا پروردگار من است. بر او توکل کردم و به او روى مى‌آورم.///و در باره‌ى هر چه اختلاف کردید، حکمش با خداست. این خداى یکتا است که پروردگار من است بر او توکل کرده‌ام و به او روى مى‌آورم///و در باره هر چیزى اختلاف پیدا کردید، داوریش به خدا [ارجاع مى‌گردد]. چنین خدایى پروردگار من است. بر او توکل کردم و به سوى او بازمى‌گردم.///و هر چه را در آن اختلاف دارید، پس حکمش با خداست. [ای پیامبر! بگو:] «این است خدایى که پروردگار من است. تنها بر او توکل کرده‌ام. و به سوى او بازمى‌گردم.»///و آنچه در آن اختلاف و نزاع کردید حکم آن به خدا (و احکام خدا) راجع است، همان خدا (ی آفریننده عالم و آدم) پروردگار من است که بر او توکل کرده و به درگاه او به تضرع باز می‌گردم.///و در هر آنچه اختلاف نظر پیدا کنید، حکمش با خداوند است، چنین است خداوند، پروردگار من که بر او توکل کرده‌ام و به درگاهش روی آورده‌ام‌///در هر چیز اختلاف کنید، داوریش با خداست؛ این است خداوند، پروردگار من، بر او توکل کرده‌ام و به سوی او بازمی‌گردم!///و آنچه اختلاف کردید در آن از چیزی پس حکمش بسوی خدا است این است خدا پروردگار من بر او توکل کنم و بسوی او بازگردم‌///و درباره‌ی هر چیزی اختلاف کردید، پس حکمش تنها سوی خداست. این پروردگار من است. تنها بر او توکل کردم و تنها سوی او پیاپی بازمی‌گردم. quran_en_fa (He is) the Creator of the heavens and the earth: He has made for you pairs from among yourselves, and pairs among cattle: by this means does He multiply you: there is nothing whatever like unto Him, and He is the One that hears and sees (all things). آفریننده آسمان‌ها و زمین است. از خودتان برایتان جفت هایی قرار داد، و از چهارپایان هم جفت هایی آفرید. شما را با این [تدبیر حکیمانه] زیاد می‌کند. هیچ چیزی مانند او نیست و او شنوا و بیناست.///آفریننده آسمان‌ها و زمین است. از خودتان برایتان جفت هایی قرار داد، و از چهارپایان هم جفت هایی آفرید. شما را با این [تدبیر حکیمانه] زیاد می‌کند. هیچ چیزی مانند او نیست و او شنوا و بیناست.///آفریدگار آسمانها و زمین است. براى شما، هم از شما، همسرانى بیافرید. و نیز براى چارپایان جفتهایى پدید آورد. با آفرینش همسران بر شمارتان مى‌افزاید. هیچ چیز همانند او نیست و اوست که شنوا و بیناست.///خالق آسمان‌ها و زمین است. از خودتان براى شما زوج‌هایى پدید آورد، و از چهارپایان نیز جفت‌ها بیافرید. شما را در این [زوجیت‌] تکثیر مى‌کند. چیزى همانند او نیست، و اوست شنواى بینا///پدیدآورنده آسمانها و زمین است. از خودتان براى شما جفتهایى قرار داد، و از دامها [نیز] نر و ماده [قرار داد]. بدین وسیله شما را بسیار مى‌گرداند. چیزى مانند او نیست و اوست شنواى بینا.///پدیدآورنده‌ی آسمان‌ها و زمین. براى شما از [جنس] خودتان همسرانى قرار داد، و از دام‌ها نیز جفت‌هایى. شما را با این [تدبیر حکیمانه‌] زیاد مى‌کند. او را هیچ مانندى نیست. و او شنوای بیناست.///خدا آفریننده آسمانها و زمین است، برای شما آدمیان از جنس خودتان زنان را هم جفت شما قرار داد و نیز چهار پایان را جفت (نر و ماده) آفرید، و به این تدبیر (ازدواج) شما را خلق بی‌شمار کند. آن خدای یکتا را هیچ مثل و مانندی نیست و او شنوا و بیناست.///پدید آورنده آسمانها و زمین که برای شما از نوع خودتان همتایانی آفریده است، و از چارپایان نیز انواعی [قرار داده است‌]، و شما را در آن آفریده است، همانند او چیزی نیست و اوست که شنوای بیناست‌///او آفریننده آسمانها و زمین است و از جنس شما همسرانی برای شما قرار داد و جفتهایی از چهارپایان آفرید؛ و شما را به این وسیله [= بوسیله همسران‌] زیاد می‌کند؛ هیچ چیز همانند او نیست و او شنوا و بیناست!///پدیدآورنده آسمانها و زمین قرار داد برای شما از خود شما همسرانی و از دامها جفتهائی می‌آفریند شما را در آن نیست همانندش چیزی و او است شنوای بینا///پدیدآورنده‌ی آسمان‌ها و زمین (بر فطرت توحید) است. از سنخ خودتان برایتان جفت‌هایی قرار داد، و از دام‌ها (نیز) جفت‌هایی‌ (نهاد). بدین وسیله شما را در آفرینش آشکار و نمودار می‌گرداند. هرگز چیزی (در ذات و صفات و افعالش) همانند او نیست و اوست بسیار شنوای بس بینا. quran_en_fa To Him belong the keys of the heavens and the earth: He enlarges and restricts. The Sustenance to whom He will: for He knows full well all things. کلیدهای آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره مالکیت اوست. رزق و روزی را برای هر کس که بخواهد وسعت می‌دهد و یا تنگ می‌گیرد. یقینا او به همه چیز داناست.///کلیدهای آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره مالکیت اوست. رزق و روزی را برای هر کس که بخواهد وسعت می‌دهد و یا تنگ می‌گیرد. یقینا او به همه چیز داناست.///کلیدهاى آسمانها و زمین از آن اوست. در روزى هر که بخواهد گشایش مى‌دهد یا تنگ مى‌گیرد، و او به هر چیزى داناست.///کلیدهاى آسمان‌ها و زمین از آن اوست. براى هر کس بخواهد روزى را گشایش مى‌دهد یا تنگ مى‌گیرد. همانا او به هر چیزى آگاه است///کلیدهاى آسمانها و زمین از آن اوست. براى هر کس که بخواهد روزى را گشاده یا تنگ مى‌گرداند. اوست که بر هر چیزى داناست.///کلیدهاى آسمان‌ها و زمین براى اوست، براى هر که بخواهد روزی را توسعه مى‌دهد، و یا تنگ مى‌گیرد. البته او به هر چیز آگاه است [و کارهایش بر اساس علم و حکمت است].///کلید (گنج نعمتهای) آسمانها و زمین او راست، هر که را خواهد رزق وسیع دهد و هر که را خواهد تنگ روزی کند، که او به هر چیز آگاه است.///او راست کلیدهای آسمانها و زمین، روزی را برای هرکس که بخواهد گشاده یا فروبسته می‌دارد، که او به هر کاری داناست‌///کلیدهای آسمانها و زمین از آن اوست؛ روزی را برای هر کس بخواهد گسترش می‌دهد یا محدود می‌سازد؛ او به همه چیز داناست.///از آن وی است کلیدهای آسمانها و زمین بگشاید روزی را برای هر که خواهد و تنگ گرداند همانا او به همه چیز است دانا///گنجینه‌ها، سازمان‌ها و سامان‌ها و درب‌های آسمان‌ها و زمین (و همه چیز آن‌ها) تنها از آن اوست. برای هر کس که بخواهد روزی را گشاده یا تنگ می‌گرداند. همواره اوست که به هر چیزی بس داناست. quran_en_fa The same religion has He established for you as that which He enjoined on Noah - the which We have sent by inspiration to thee - and that which We enjoined on Abraham, Moses, and Jesus: Namely, that ye should remain steadfast in religion, and make no divisions therein: to those who worship other things than Allah, hard is the (way) to which thou callest them. Allah chooses to Himself those whom He pleases, and guides to Himself those who turn (to Him). از دین آنچه را به نوح سفارش کرده بود، برای شما تشریع کرد و آنچه را به تو وحی کردیم؛ و آنچه ابراهیم و موسی و عیسی را به آن توصیه نمودیم [این است] که دین را برپا دارید و در آن فرقه فرقه و گروه گروه نشوید. بر مشرکان دینی که آنان را به آن می‌خوانی گران است. خدا هر کس را بخواهد به سوی [این] دین جلب می‌کند، و هر کس را که به سوی او بازگردد هدایت می‌کند،///از دین آنچه را به نوح سفارش کرده بود، برای شما تشریع کرد و آنچه را به تو وحی کردیم؛ و آنچه ابراهیم و موسی و عیسی را به آن توصیه نمودیم [این است] که دین را برپا دارید و در آن فرقه فرقه و گروه گروه نشوید. بر مشرکان دینی که آنان را به آن می‌خوانی گران است. خدا هر کس را بخواهد به سوی [این] دین جلب می‌کند، و هر کس را که به سوی او بازگردد هدایت می‌کند،///براى شما آیینى مقرر کرد، از همان گونه که به نوح توصیه کرده بود و از آنچه بر تو وحى کرده‌ایم و به ابراهیم و موسى و عیسى توصیه کرده‌ایم که دین را بر پاى نگه دارید و در آن فرقه فرقه مشوید. تحمل آنچه بدان دعوت مى‌کنید بر مشرکان دشوار است. خدا هر که را خواهد براى رسالت خود بر مى‌گزیند و هر که را بدو باز گردد به خود راه مى‌نماید.///براى شما از [احکام‌] دین همان را تشریع کرد که به نوح توصیه کرده بود، و [نیز] آنچه را به تو وحى کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسى و عیسى توصیه نمودیم که دین را برپا دارید و در آن تفرقه نکنید. بر مشرکان آنچه بدان دعوتشان مى‌کنى، گران است [و از توحی///از [احکام‌] دین، آنچه را که به نوح در باره آن سفارش کرد، براى شما تشریع کرد و آنچه را به تو وحى کردیم و آنچه را که در باره آن به ابراهیم و موسى و عیسى سفارش نمودیم که: «دین را برپا دارید و در آن تفرقه‌اندازى مکنید.» بر مشرکان آنچه که ایشان را به سوى آن فرا مى‌خوانى، گران مى‌آید. خدا هر که را بخواهد، به سوى خود برمى‌گزیند، و هر که را که از در توبه درآید، به سوى خود راه مى‌نماید.///از [احکام] دین آنچه را به نوح سفارش کرد، براى شما [نیز] مقرر داشت. و آنچه به سوى تو وحى کردیم، و آنچه ابراهیم و موسى و عیسى را بدان سفارش نمودیم، [آن بود] که دین را به پا دارید، و در آن دچار تفرقه نشوید. آنچه مردم را بدان دعوت مى‌کنى، بر مشرکان سنگین است. خداوند هر که را بخواهد، به سوى خویش جلب مى‌کند. و هر که را به درگاهش روی آورد، به سوى خویش هدایت مى‌کند.///خدا شرع و آیینی که برای شما مسلمین قرار داد حقایق و احکامی است که نوح را هم به آن سفارش کرد و بر تو نیز همان را وحی کردیم و به ابراهیم و موسی و عیسی هم آن را سفارش نمودیم که دین خدا را بر پا دارید و هرگز تفرقه و اختلاف در دین مکنید. مشرکان را که به خدای یگانه و ترک بتان دعوت می‌کنی (قبولش) بسیار در نظرشان بزرگ می‌آید. (باری از انکار آنها میندیش که) خدا هر که را بخواهد به سوی خود (و مقام رسالت خویش) برمی‌گزیند و هر که را به درگاه خدا به تضرع و دعا باز آید هدایت می‌فرماید.///در دین شما، هر آنچه به نوح سفارش کرده بود، مقرر داشت، و نیز آنچه به تو وحی کرده‌ایم، و آنچه به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش کرده‌ایم، که دین را برپا بدارید، و در آن اختلاف نورزید، آنچه مشرکان را به آن می‌خوانی، بر ایشان دشوار آید، خداوند است که هرکس را بخواهد به راه خویش برمی‌گزیند و هرکس را که روی به درگاه او آورد، به سوی خویش هدایت می‌کند///آیینی را برای شما تشریع کرد که به نوح توصیه کرده بود؛ و آنچه را بر تو وحی فرستادیم و به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش کردیم این بود که: دین را برپا دارید و در آن تفرقه ایجاد نکنید! و بر مشرکان گران است آنچه شما آنان را به سویش دعوت می‌کنید! خداوند هر کس را بخواهد برمی‌گزیند، و کسی را که به سوی او بازگردد هدایت می‌کند.///آئین نهاد برای شما از کیش آنچه اندرز داد بدان نوح را و آنچه وحی فرستادیم بسوی تو و آنچه توصیه کردیم بدان ابراهیم و موسی و عیسی را که بپای دارید دین را و پراکنده نشوید در آن گران است بر مشرکان آنچه خوانیشان بدان خدا گزیند بسوی خویش هر که را خواهد و رهبری کند به خویش هر که را بازگردد///از کل دین، آنچه را که به نوح درباره‌ی آن سفارش کرد، برایتان راهی بگشود. و آنچه را به تو وحی کردیم و آنچه را که درباره‌ی آن به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش نمودیم که: «دین را بر پا بدارید و در آن از یکدیگر جدا نشوید.» بر مشرکان آنچه که ایشان را سوی آن فرامی‌خوانی، گران می‌آید. خدا هر که را بخواهد، سوی خود برمی‌گزیند و هر که را به او برگشت پیاپی می‌کند، سوی خود راه می‌نماید. quran_en_fa And they became divided only after Knowledge reached them,- through selfish envy as between themselves. Had it not been for a Word that went forth before from thy Lord, (tending) to a Term appointed, the matter would have been settled between them: But truly those who have inherited the Book after them are in suspicious (disquieting) doubt concerning it. و [جامعه‌های دینی در طول تاریخ] فرقه فرقه و گروه گروه نشدند، مگر پس از آنکه [نسبت به حقانیت دین به وسیله کتاب‌های آسمانی] دانش و آگاهی به سویشان آمد، [این پراکندگی و تفرقه به سبب] حسد و دشمنی میان خودشان بود، و اگر از سوی پروردگارت فرمانی [بر مهلت یافتنشان] تا زمان معین پیشی نگرفته بود، بی تردید میانشان [به نابودی و هلاکت] حکم شده بود. و یقینا کسانی که پس از آنان کتاب آسمانی [قرآن] را به میراث یافتند، نسبت به آن در تردیدی سخت هستند.///و [جامعه‌های دینی در طول تاریخ] فرقه فرقه و گروه گروه نشدند، مگر پس از آنکه [نسبت به حقانیت دین به وسیله کتاب‌های آسمانی] دانش و آگاهی به سویشان آمد، [این پراکندگی و تفرقه به سبب] حسد و دشمنی میان خودشان بود، و اگر از سوی پروردگارت فرمانی [بر مهلت یافتنشان] تا زمان معین پیشی نگرفته بود، بی تردید میانشان [به نابودی و هلاکت] حکم شده بود. و یقینا کسانی که پس از آنان کتاب آسمانی [قرآن] را به میراث یافتند، نسبت به آن در تردیدی سخت هستند.///از روى حسد و عداوت فرقه فرقه نشدند، مگر از آن پس که به دانش دست یافتند. و اگر پروردگار تو از پیش مقرر نکرده بود که آنها را تا زمانى معین مهلت است، بر آنها حکم عذاب مى‌رفت. و کسانى که بعد از ایشان وارث کتاب خدا شده‌اند درباره آن سخت به تردید افتاده‌اند.///و آنها اختلاف نکردند مگر پس از آن که علم برایشان آمد [آن هم‌] به صرف حسد [و برترى جویى‌] که میانشان بود. و اگر سخنى از پروردگارت بر این نگذشته بود که تا مدتى معین [مهلت داده شوند] قطعا میانشان حکم [به هلاک‌] مى‌شد. و کسانى که بعد از آنها کتاب [تورات‌///و فقط پس از آنکه علم برایشان آمد، راه تفرقه پیمودند [آن هم‌] به صرف حسد [و برترى جویى‌] میان همدیگر. و اگر سخنى [دایر بر تأخیر عذاب‌] از جانب پروردگارت تا زمانى معین، پیشى نگرفته بود، قطعا میانشان داورى شده بود. و کسانى که بعد از آنان کتاب [تورات‌] را میراث یافتند واقعا در باره او در تردیدى سخت [دچار] اند.///و پس از آن که [به حقانیت دین] کاملا آگاهى یافتند، به خاطر روحیه‌ی کینه و حسادت که میانشان بود، پراکنده و فرقه فرقه شدند. و اگر سنت سابق خداوند [در مورد مهلت دادن به کافران] تا زمانى معین نبود، میان آنان حکم مى‌شد [و اهل باطل نابود مى‌شدند]. و یقینا کسانى که پس از آنان، کتاب آسمانى [قرآن‌] را به میراث بردند، درباره‌ى آن دچار تردیدى سخت هستند.///و مردم (در دین) راه تفرقه و اختلاف نپیمودند مگر پس از آنکه علم و برهان (از جانب حق) بر آنها آمد و لیکن دانسته برای تعدی و ظلم به یکدیگر اختلاف کردند، و اگر آن کلمه (رحمت) از (لطف) خدا سبقت نگرفته بود (که) تا وقتی معین (تعجیل در عذاب نکند) البته میان مردم (ستمکار) حکم (به هلاک) می‌شد. و آنان که پس از گذشتگان وارث کتاب آسمانی شدند (مانند یهود و نصارا) در آن کتاب آسمانی سخت در شک و ریب بماندند.///و تفرقه پیدا نکردند مگر پس از آنکه علم [وحی‌] برایشان آمد، آن هم از روی رشک و رقابتی که در میانشان بود، و اگر حکم پیشین پروردگارت تا سرآمدی معین تعلق نگرفته بود، در میانشان داوری می‌شد، و کسانی که پس از ایشان کتاب را فراگرفتند از آن سخت در شک‌اند///آنان پراکنده نشدند مگر بعد از آنکه علم و آگاهی به سراغشان آمد؛ و این تفرقه جویی بخاطر انحراف از حق (و عداوت و حسد) بود؛ و اگر فرمانی از سوی پروردگارت صادر نشده بود که تا سرآمد معینی (زنده و آزاد) باشند، در میان آنها داوری می‌شد؛ و کسانی که بعد از آنها وارثان کتاب شدند نسبت به آن در شک و تردیدند، شکی همراه با بدبینی!///و پراکنده نشدند مگر پس از آنچه بیامدشان دانش به ستم میان خویش و اگر نبود سرنوشتی که پیشی گرفت از پروردگارت تا سرآمدی نامبرده هر آینه گذرانیده می‌شد (داوری می‌شد) میان ایشان و همانا آنان که ارث داده شدند کتاب را پس از ایشان در شکی از آنند به شک‌اندازنده‌///و (در دین) متفرق نشدند، مگر پس از آنکه علم (وحیانی) برایشان آمد، در حال ستم‌کاری (و برتری جویی) میان یکدیگر. و اگر سخنی (دایر بر تأخیر عذاب) از جانب پروردگارت تا زمانی معین، پیشی نگرفته بود، بی‌گمان (در دنیا) میانشان (عملا) داوری می‌شد. و کسانی که بعد از آنان کتاب (وحیانی) را به میراث یافتند، به‌راستی در (باره‌ی) آن در (ژرفای) شکی مستند غوطه‌ورند. quran_en_fa Now then, for that (reason), call (them to the Faith), and stand steadfast as thou art commanded, nor follow thou their vain desires; but say: "I believe in the Book which Allah has sent down; and I am commanded to judge justly between you. Allah is our Lord and your Lord: for us (is the responsibility for) our deeds, and for you for your deeds. There is no contention between us and you. Allah will bring us together, and to Him is (our) Final Goal. پس آنان را [به سوی همان آیینی که به تو وحی شده] دعوت کن، و همان گونه که مأموری [بر این دعوت] استقامت کن، و از هواهای نفسانی آنان پیروی مکن و بگو: به هر کتابی که خدا نازل کرده، ایمان آوردم، و مأمورم که در میان شما به عدالت رفتار کنم؛ خدا پروردگار ما و شماست؛ اعمال ما برای خود ما و اعمال شما برای خود شماست؛ دیگر میان ما و شما [پس از روشن شدن حقایق] هیچ حجت و برهانی نیست؛ خدا ما و شما را [در عرصه قیامت] جمع می‌کند، و بازگشت [همه] به سوی اوست.///پس آنان را [به سوی همان آیینی که به تو وحی شده] دعوت کن، و همان گونه که مأموری [بر این دعوت] استقامت کن، و از هواهای نفسانی آنان پیروی مکن و بگو: به هر کتابی که خدا نازل کرده، ایمان آوردم، و مأمورم که در میان شما به عدالت رفتار کنم؛ خدا پروردگار ما و شماست؛ اعمال ما برای خود ما و اعمال شما برای خود شماست؛ دیگر میان ما و شما [پس از روشن شدن حقایق] هیچ حجت و برهانی نیست؛ خدا ما و شما را [در عرصه قیامت] جمع می‌کند، و بازگشت [همه] به سوی اوست.///براى آن دعوت کن و چنان که فرمان یافته‌اى پایدارى ورز و از پى خواهشهایشان مرو و بگو: به کتابى که خدا نازل کرده است ایمان دارم و به من فرمان داده‌اند که در میان شما به عدالت رفتار کنم. خداى یکتا پروردگار ما و پروردگار شماست. اعمال ما از آن ما و اعمال شما از آن شما. میان ما و شما هیچ محاجه‌اى نیست. خدا ما را در یک جا گرد مى‌آورد و سرانجام به سوى اوست.///پس براى این [دین اسلام‌] دعوت کن، و همان گونه که دستور یافته‌اى پایدارى کن و از هوس‌هاى آنها پیروى مکن و بگو: [من‌] به هر کتابى که خدا نازل کرده ایمان آورده‌ام و مأمور شده‌ام میان شما به عدالت حکم کنم. خداوند [یگانه‌] پروردگار ما و پروردگار شماست. اع///بنابراین به دعوت پرداز، و همان گونه که مأمورى ایستادگى کن، و هوسهاى آنان را پیروى مکن و بگو: «به هر کتابى که خدا نازل کرده است ایمان آوردم و مأمور شدم که میان شما عدالت کنم؛ خدا پروردگار ما و پروردگار شماست؛ اعمال ما از آن ما و اعمال شما از آن شماست؛ میان ما و شما خصومتى نیست؛ خدا میان ما را جمع مى‌کند، و فرجام به سوى اوست.///پس [اى پیامبر!] به همین خاطر [آنان را به راه حق] دعوت کن! و چنان که فرمان یافته‌اى، پایدار باش! و خواسته‌هاى آنان را پیروى مکن و [به آنان] بگو: «من به هر کتابى که خدا نازل کرده است، ایمان دارم. و فرمان یافته‌ام تا میان شما دادگری کنم. خداوند، پروردگار ما و شماست. اعمال ما براى ما، و اعمال شما براى شماست. [و هیچ کدام مسئول کارهاى دیگرى نیستیم.] هیچ حجتى میان ما و شما [ناگفته] نمانده است. خداوند ما و شما را [در قیامت] جمع خواهد کرد. و بازگشت [همه] به سوى اوست.»///بدین سبب تو همه را (به دین اسلام و کلمه توحید) دعوت کن و چنانکه مأموری پایداری کن و پیرو هوای نفس مردم مباش و بگو که من به کتابی که خدا فرستاد (قرآن) ایمان آورده‌ام و مأمورم که میان شما به عدالت حکم کنم، خدای یگانه پروردگار همه ما و شماست، (پاداش) عمل ما بر ما و عمل شما بر شماست (و پس از تبلیغ رسالت) دیگر هیچ حجت و گفت و گویی بین ما و شما باقی نیست. خدا (روز جزا برای حکم حق) میان ما جمع می‌کند و بازگشت همه به سوی اوست.///پس برای این [امر] دعوت کن، و چنانکه دستور یافته‌ای پایداری کن، و از هوی و هوس آنان پیروی مکن و بگو به هر کتابی که خداوند فرو فرستاده است، ایمان آورده‌ام، و دستور یافته‌ام که در میان شما دادگری کنم، خداوند پروردگار ما و پروردگار شماست، کار و کردار ما از آن ماست، و کار و کردار شما از آن شما، در میان ما و شما گفت و گویی نیست، خداوند ما و شما را [برای داوری‌] گرد می‌آورد و سیر و سرانجام به سوی اوست‌///پس به همین خاطر تو نیز آنان را به سوی این آیین واحد الهی دعوت کن و آنچنان که مأمور شده‌ای استقامت نما، و از هوی و هوسهای آنان پیروی مکن، و بگو: «به هر کتابی که خدا نازل کرده ایمان آورده‌ام و مأمورم در میان شما عدالت کنم؛ خداوند پروردگار ما و شماست؛ نتیجه اعمال ما از آن ما است و نتیجه اعمال شما از آن شما، خصومت شخصی در میان ما نیست؛ و خداوند ما و شما را در یکجا جمع می‌کند، و بازگشت (همه) به سوی اوست!»///پس بسوی این برخوان و پایداری کن چنانکه امر شدی و پیرو نکن هوسهای ایشان را و بگو ایمان آوردم بدانچه فرستاد خدا از کتاب و مأمور شدم که دادگری کنم میان شما خدا است پروردگار ما و پروردگار شما ما را است کردارهائی و شما را است کردارهای شما و نیست دستاویزی میان ما و شما (یا نیست ستیزی) خدا گردآورد میان ما و بسوی او است بازگشت‌///پس بنابراین (در برابر گسیختگی مکلفان از حق)، تو همچنان به دعوت (رسالتی پایانی) بپرداز و همان گونه که مأموری ایستادگی کن و هوس‌های آنان را پیروی مکن و بگو: «به هر کتابی که خدا نازل کرده است ایمان آوردم و مأمور شدم میانتان عدالت و ساماندهی کنم‌؛ خدا، پروردگار ما و پروردگار شماست‌؛ اعمال ما از آن ما و اعمال شما از آن شماست‌؛ حجتی (جز حجت الهی) در میان ما و میان شما نیست‌؛ خدا بین ما را جمع می‌کند و بازگشت همه تنها سوی اوست.» quran_en_fa But those who dispute concerning Allah after He has been accepted,- futile is their dispute in the Sight of their Lord: on them will be a Penalty terrible. کسانی که درباره خدا پس از آنکه دعوتش [از سوی مردم منصف با تکیه بر عقل و فطرت] اجابت شده مجادله و ستیزه می‌کنند، دلیلشان [بر ضد حقایق] نزد پروردگارشان باطل است و از سوی خدا خشمی بر آنان است و برای آنان عذابی سخت خواهد بود.///کسانی که درباره خدا پس از آنکه دعوتش [از سوی مردم منصف با تکیه بر عقل و فطرت] اجابت شده مجادله و ستیزه می‌کنند، دلیلشان [بر ضد حقایق] نزد پروردگارشان باطل است و از سوی خدا خشمی بر آنان است و برای آنان عذابی سخت خواهد بود.///و کسانى که درباره خدا جدال مى‌کنند، پس از آنکه دعوت او را اجابت کرده‌اند نزد پروردگارشان حجتشان ناچیز است. بر آنهاست خشم خدا و بر آنهاست عذابى سخت.///و کسانى که در باره‌ى خدا [و دین او] پس از آن که [دعوت او] پذیرفته شد مجادله مى‌کنند، حجت آنها نزد پروردگارشان باطل است، و خشمى [از خدا] برایشان است و براى آنها عذابى سخت خواهد بود///و کسانى که در باره خدا پس از اجابت [دعوت‌] او به مجادله مى‌پردازند، حجتشان پیش پروردگارشان باطل است، و خشمى [از خدا] برایشان است و براى آنان عذابى سخت خواهد بود.///و کسانى که درباره‌ی خداوند پس از آن که [مؤمنان] دعوت او را پذیرفته‌اند، بحث و جدل مى‌کنند، دلیلشان نزد پروردگارشان باطل و بى‌پایه است. و بر آنهاست خشم الهى و برایشان عذاب سختى [آماده] است.///و آنان که در دین خدا (از حسد و عناد با رسولش) جدل و احتجاج برانگیزند پس از آنکه خلق دعوت او را پذیرفتند حجت آنها نزد خدا لغو و باطل است و بر آنها قهر و غضب و عذاب سخت خواهد بود.///و کسانی که پس از پذیرفته شدن دعوت او درباره خداوند محاجه می‌کنند، احتجاجشان در نزد پروردگارشان باطل است، و بر آنان خشمی [از جانب خداوند] است، و عذابی سهمگین [در پیش‌] دارند///کسانی که (از روی لجاجت) درباره خدا بعد از پذیرفتن (و ایمان به) او، محاجه می‌کنند، دلیلشان نزد پروردگارشان باطل و بی‌پایه است؛ و غضب بر آنهاست و عذابی شدید دارند.///و آنان که ستیزه کنند در باره خدا پس از آنچه پذیرفته شد برای ایشان دستاویزشان تباه است نزد پروردگارشان و بر ایشان است خشمی و ایشان را هست عذابی سخت‌///و کسانی که در (باره‌ی) خدا- پس از آنکه دعوتش پذیرفته شد -به مجادله و ستیز برخیزند، حجتشان پیش پروردگارشان باطل و ناچیز است و خشمی (از خدا) بر ایشان بوده و برایشان عذابی سخت است. quran_en_fa It is Allah Who has sent down the Book in Truth, and the Balance (by which to weigh conduct). And what will make thee realise that perhaps the Hour is close at hand? خداست که به حق و راستی کتاب و میزان [سنجش حق از باطل] را نازل کرد. و تو چه می‌دانی، شاید قیامت نزدیک باشد.///خداست که به حق و راستی کتاب و میزان [سنجش حق از باطل] را نازل کرد. و تو چه می‌دانی، شاید قیامت نزدیک باشد.///خداست که این کتاب بر حق و ترازو را نازل کرده است. و تو چه مى‌دانى؟ شاید قیامت نزدیک باشد.///خدا کسى است که کتاب و ترازو [ى اعمال و ایمان‌] را به حق نازل کرد، و تو چه مى‌دانى شاید قیامت نزدیک باشد///خدا همان کسى است که کتاب و وسیله سنجش را به حق فرود آورد، و تو چه مى‌دانى شاید رستاخیز نزدیک باشد.///خداست آن که کتاب آسمانى و میزان [سنجش حق و باطل‌] را به حق فروفرستاد. و چه مى‌دانى؟ شاید قیامت نزدیک باشد!///خداست آن که کتاب (آسمانی) را به حق و نیز ترازوی عدالت را فرستاد، و تو چه دانی؟ ممکن است ساعت قیامت بسیار نزدیک باشد.///خداوند کسی است که کتاب آسمانی و سنجه را به حق نازل کرده است و چه دانی چه بسا قیامت نزدیک باشد///خداوند کسی است که کتاب را بحق نازل کرد و میزان (سنجش حق و باطل و خبر قیامت) را نیز؛ تو چه می‌دانی شاید ساعت (قیام قیامت) نزدیک باشد!///خدا است آنکه فرستاد کتاب را به حق و ترازو را و چه دانی تو (یا چه دانا سازدت) شاید ساعت است نزدیک‌///خداست که کتاب را به تمامی حق و وسیله‌ی سنجش را فرود آورد. و چه به تو می‌فهماند (که) شاید (آن) ساعت (پایانی) نزدیک باشد؟ quran_en_fa Only those wish to hasten it who believe not in it: those who believe hold it in awe, and know that it is the Truth. Behold, verily those that dispute concerning the Hour are far astray. کسانی که به آن ایمان ندارند [از روی ریشخند] به آمدنش شتاب دارند، و کسانی که ایمان دارند از آن بیمناکند و می‌دانند بی تردید قیامت حق است. آگاه باشید! یقینا کسانی که درباره قیامت همواره تردید می‌کنند، در گمراهی دور و درازی هستند.///کسانی که به آن ایمان ندارند [از روی ریشخند] به آمدنش شتاب دارند، و کسانی که ایمان دارند از آن بیمناکند و می‌دانند بی تردید قیامت حق است. آگاه باشید! یقینا کسانی که درباره قیامت همواره تردید می‌کنند، در گمراهی دور و درازی هستند.///آنان که باورش ندارند آن را به شتاب مى‌طلبند، و آنان که ایمان آورده‌اند از آن بیمناکند و مى‌دانند که حق است. آگاه باش، کسانى که درباره قیامت جدال مى‌کنند سخت در گمراهى هستند.///کسانى که به آن ایمان ندارند شتاب در آمدن آن را مى‌خواهند، و کسانى که ایمان آورده‌اند، از آن در هراسند و مى‌دانند که آن حق است. آگاه باش کسانى که در مورد قیامت جدال مى‌کنند سخت در گمراهى [پرت و] دورى هستند///کسانى که به آن ایمان ندارند شتابزده آن را مى‌خواهند، و کسانى که ایمان آورده‌اند، از آن هراسناکند و مى‌دانند که آن حق است. بدان که آنان که در مورد قیامت تردید مى‌ورزند، قطعا در گمراهى دور و درازى‌اند.///کسانى که قیامت را باور ندارند، [برای برپایی آن] شتاب مى‌کنند، ولى کسانى که ایمان دارند، از آن مى‌ترسند و مى‌دانند که قیامت حق است. بدانید قطعا کسانى که درباره‌ی قیامت به جدال مى‌پردازند، در گمراهى دورى هستند.///آنان که به ساعت قیامت ایمان نمی‌آورند (به تمسخر) تقاضای تعجیل در ظهور قیامت می‌کنند، اما اهل ایمان از آن روز سخت ترسانند و می‌دانند که آن روز (و همه وعده‌های آخرت) بر حق است. الا (ای مردم) بدانید آنان که در قیامت جدل و انکار می‌کنند سخت در گمراهی دور (از سعادت) اند.///کسانی که آن را باور ندارند درباره آن شتاب می‌ورزند، و کسانی که ایمان آورده‌اند، از آن ترسانند، و می‌دانند که آن حق است، بدانید کسانی که درباره قیامت شک و شبهه دارند، در گمراهی دور و درازند///کسانی که به قیامت ایمان ندارند درباره آن شتاب می‌کنند؛ ولی آنها که ایمان آورده‌اند پیوسته از آن هراسانند، و می‌دانند آن حق است؛ آگاه باشید کسانی که در قیامت تردید می‌کنند، در گمراهی عمیقی هستند.///شتاب جویند بدان آنان که ایمان ندارند بدان و آنان که ایمان آوردند هراسانند از آن و دانند که آن حق است همانا آنان که شک دارند در ساعت هر آینه در گمراهی هستند دور///کسانی که به آن ایمان ندارند بسی شتابزده آن را می‌خواهند، و کسانی که ایمان آورده‌اند، از آن با تعظیم هراسناکند و می‌دانند که آن حق است. هان‌! همانا آنان که در (باره‌ی) قیامت تردیدی بی‌مستند می‌ورزند، همواره در گمراهی دور و درازی می‌باشند. quran_en_fa Gracious is Allah to His servants: He gives Sustenance to whom He pleases: and He has power and can carry out His Will. خدا نسبت به بندگانش بسیار مهربان و نیکوکار است، هر که را بخواهد روزی می‌بخشد و او نیرومند و توانای شکست ناپذیر است.///خدا نسبت به بندگانش بسیار مهربان و نیکوکار است، هر که را بخواهد روزی می‌بخشد و او نیرومند و توانای شکست ناپذیر است.///خدا با بندگانش مهربان است. هر که را بخواهد روزى مى‌دهد. و او توانا و پیروزمند است.///خدا نسبت به بندگانش لطف دارد، هر که را بخواهد روزى مى‌دهد و اوست نیرومند شکست ناپذیر///خدا نسبت به بندگانش مهربان است: هر که را بخواهد روزى مى‌دهد و اوست نیرومند غالب.///خداوند نسبت به بندگانش با مهر و لطف رفتار مى‌کند. هر که را بخواهد [و صلاح بداند،] روزى مى‌دهد. و اوست نیرومند نفوذناپذیر.///خدا را به بندگان لطف و محبت بسیار است، هر که را بخواهد روزی می‌دهد و او توانای مطلق و مقتدر و غالب است.///خداوند در کار بندگانش باریک‌بین است، هرکس را که بخواهد روزی می‌دهد و اوست توانای پیروزمند///خداوند نسبت به بندگانش لطف (و آگاهی) دارد؛ هر کس را بخواهد روزی می‌دهد و او قوی و شکست‌ناپذیر است!///خدا مهربان است به بندگان خویش روزی دهد هر که را خواهد و او است توانای عزیز///خدا نسبت به بندگانش بسی کانون لطف است؛ هر که را بخواهد روزی می‌دهد و اوست (همان) نیرومند عزیز. quran_en_fa To any that desires the tilth of the Hereafter, We give increase in his tilth, and to any that desires the tilth of this world, We grant somewhat thereof, but he has no share or lot in the Hereafter. کسی که زراعت آخرت را بخواهد، بر زراعتش می‌افزاییم و کسی که زراعت دنیا را بخواهد، اندکی از آن را به او می‌دهیم، ولی او را در آخرت هیچ بهره و نصیبی نیست.///کسی که زراعت آخرت را بخواهد، بر زراعتش می‌افزاییم و کسی که زراعت دنیا را بخواهد، اندکی از آن را به او می‌دهیم، ولی او را در آخرت هیچ بهره و نصیبی نیست.///هر کس کشت آخرت را بخواهد به کشته‌اش مى‌افزاییم و هر کس کشت دنیا را بخواهد به او عطا مى‌کنیم، ولى دیگر در کشت آخرتش نصیبى نیست.///هر که کشت آخرت را بخواهد، براى وى در کشتش مى‌افزاییم و کسى که تنها کشت این دنیا را طلب کند به او از آن مى‌دهیم ولى در آخرت او را هیچ نصیبى نیست///کسى که کشت آخرت بخواهد، براى وى در کشته‌اش مى‌افزاییم، و کسى که کشت این دنیا را بخواهد به او از آن مى‌دهیم و [لى‌] در آخرت او را نصیبى نیست.///آن که کشت آخرت را بخواهد، براى او در کشته‌اش مى‌افزاییم. و آن که فقط کشت دنیا را بخواهد، اندکی از آن به او مى‌دهیم، ولی در آخرت هیچ نصیبى ندارد.///هر کس حاصل کشت آخرت را بخواهد ما بر تخمی که کاشته می‌افزاییم و هر که تنها حاصل کشت دنیا را بخواهد او را هم از آن نصیب می‌کنیم ولی در آخرت (از نعمت ابدی آن چون نخواسته) نصیبی نخواهد یافت.///هرکس که بهره کشت اخروی را خواسته باشد، برای او در کشت او می‌افزاییم، و هرکس بهره کشت دنیوی را خواسته باشد، از آن به او می‌بخشیم، و برای او در آخرت بهره‌ای نیست‌///کسی که زراعت آخرت را بخواهد، به کشت او برکت و افزایش می‌دهیم و بر محصولش می‌افزاییم؛ و کسی که فقط کشت دنیا را بطلبد، کمی از آن به او می‌دهیم اما در آخرت هیچ بهره‌ای ندارد!///آنکو خواهد کشت آخرت را بیفزانیمش در کشتش و آنکه کشت دنیا را خواهد دهیمش از آن و نیستش در آخرت بهره‌ای‌///کسی که کشت آخرت را می‌خواسته‌، برای وی در کشته‌اش می‌افزاییم و کسی که کشت این دنیا را می‌خواسته‌، به او برخی از آن را می‌دهیم؛ حال آنکه در آخرت او را بهره و نصیبی نیست. quran_en_fa What! have they partners (in godhead), who have established for them some religion without the permission of Allah? Had it not been for the Decree of Judgment, the matter would have been decided between them (at once). But verily the Wrong-doers will have a grievous Penalty. آیا مشرکان و کافران معبودانی دارند که بی اذن خدا آیینی را برای آنان پایه گذاری کرده‌اند؟ [در صورتی که پایه گذاری آیین، حق ویژه خداست و کسی را نرسد که از نزد خود آیینی بسازد] اگر فرمان قاطعانه خدا بر مهلت یافتنشان نبود، مسلما میانشان [به نابودی و هلاکت] حکم می‌شد؛ و بی تردید برای ستمکاران عذابی دردناک خواهد بود.///آیا مشرکان و کافران معبودانی دارند که بی اذن خدا آیینی را برای آنان پایه گذاری کرده‌اند؟ [در صورتی که پایه گذاری آیین، حق ویژه خداست و کسی را نرسد که از نزد خود آیینی بسازد] اگر فرمان قاطعانه خدا بر مهلت یافتنشان نبود، مسلما میانشان [به نابودی و هلاکت] حکم می‌شد؛ و بی تردید برای ستمکاران عذابی دردناک خواهد بود.///آیا مشرکان را بتانى است که آیینى برایشان آورده‌اند که خدا رخصت آن را نداده است؟ و اگر قصد تاخیر عذابشان نبود، کارشان به پایان آمده بود و ستمکاران را عذابى است دردآور.///آیا براى آنها معبودهایى است که برایشان از دین چیزى را که خدا بدان رخصت نداده تشریع کرده‌اند؟ و اگر نبود آن سخن قطعى [مهلت‌] مسلما میان آنها [به هلاکت‌] حکم مى‌شد و البته براى ظالمان عذابى دردناک است///آیا براى آنان شریکانى است که در آنچه خدا بدان اجازه نداده، برایشان بنیاد آیینى نهاده‌اند؟ و اگر فرمان قاطع [در باره تأخیر عذاب در کار] نبود مسلما میانشان داورى مى‌شد؛ و براى ستمکاران شکنجه‌اى پر درد است.///آیا [این مشرکان] معبودانى دارند که بدون اذن خداوند، براى آنها احکامى از دین قرار داده‌اند؟ و اگر فرمان قطعى [خداوند بر مهلت دادن به منحرفان] نبود، قطعا میان مشرکان [به هلاکت] حکم مى‌شد. و برای ستمکاران عذابى دردناک است.///آیا خدایان باطل مشرکان بر آنها شرع و احکامی که خدا اجازه نفرموده جعل کرده‌اند؟ و اگر کلمه فصل (یعنی حکم تأخیر عذاب) نبود میان آنها (به هلاکت) حکم می‌شد، و ستمکاران را البته (روزی) عذاب دردناک خواهد بود.///یا مگر برای آنان شریکان [/معبودان ناحق‌] ی است که برای آنان احکامی دینی مقرر داشته است که خداوند آن را اجازه نداده است؟ و اگر حکم فیصله‌بخش [پیشین‌] نبود، در میان آنان داوری می‌شد، و برای ستمکاران [مشرک‌] عذابی دردناک [در پیش‌] است‌///آیا معبودانی دارند که بی‌اذن خداوند آیینی برای آنها ساخته‌اند؟! اگر مهلت معینی برای آنها نبود، در میانشان داوری می‌شد (و دستور عذاب صادر می‌گشت) و برای ظالمان عذاب دردناکی است!///یا ایشان را است شریکانی در دین بستند برای ایشان از آئین آنچه فرمان نداد بدان خدا و اگر نبود سرنوشت جداکننده هر آینه داوری می‌شد میان ایشان و همانا ستمگران را است عذابی دردناک‌///یا برای آنان شریکانی است که در آنچه خدا بدان اجازه نداده، برایشان راهی از (آن) دین گشودند؟ و اگر کلمه‌ی (ربانی.) جداسازی (درباره‌ی جدایی رستاخیز از دنیا) نبود، بی‌گمان (در همین دنیا) میانشان (عملا) داوری می‌شد. و برای ستمکاران شکنجه‌ای پر درد است. quran_en_fa Thou wilt see the Wrong-doers in fear on account of what they have earned, and (the burden of) that must (necessarily) fall on them. But those who believe and work righteous deeds will be in the luxuriant meads of the Gardens: they shall have, before their Lord, all that they wish for. That will indeed be the magnificent Bounty (of Allah). ستمکاران را [در قیامت] می‌بینی که از اعمالی که انجام داده‌اند، بسیار بیمناکند وهمان را که مرتکب شده‌اند، بر آنان فرود می‌آید و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، در باغ‌های سرسبز بهشت اند، برای آنان هر چه را که بخواهند نزد پروردگارشان فراهم است؛ این همان فضل بزرگ است.///ستمکاران را [در قیامت] می‌بینی که از اعمالی که انجام داده‌اند، بسیار بیمناکند وهمان را که مرتکب شده‌اند، بر آنان فرود می‌آید و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، در باغ‌های سرسبز بهشت اند، برای آنان هر چه را که بخواهند نزد پروردگارشان فراهم است؛ این همان فضل بزرگ است.///ستمکاران را بینى که از حاصل اعمالشان بیمناکند. و البته به کیفر خود خواهند رسید. ولى آنها که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند، در باغهاى بهشتند. هر چه بخواهند نزد پروردگارشان هست. و این فضل و بخشایش بزرگى است.///[آن روز] ظالمان را مى‌بینى که از آنچه کسب کرده‌اند بیمناکند و همان بر آنها واقع مى‌شود، و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، در باغ‌هاى بهشتند. براى آنها هر چه بخواهند نزد پروردگارشان موجود است. این همان تفضل بزرگ است/// [در قیامت‌] ستمگران را از آنچه انجام داده‌اند، هراسناک مى‌بینى و [جزاى عملشان‌] به آنان خواهد رسید، و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند در باغهاى بهشتند. آنچه را بخواهند نزد پروردگارشان خواهند داشت؛ این است همان فضل عظیم.///ستمکاران را خواهى دید که از دستاوردشان هراسانند، در حالى که [کیفر] آن به آنان خواهد رسید. و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، در باغ‌هاى بهشتند. براى آنان نزد پروردگارشان، هر چه بخواهند، [فراهم است.] این همان فضل بزرگ است.///(در آن روز) ظالمان را بینی که از (کیفر) کردار خود سخت ترسان و هراسانند و البته به کیفر خواهند رسید، و آنان که به خدا ایمان آوردند و نیکوکار شدند در باغهای بهشت منزل یافته و نزد خدای خود هر چه خواهند بر آنان مهیاست. این همان فضل و رحمت نامنتهای خداست (که نصیب اهل ایمان است).///[آنگاه‌] ستمکاران [مشرک‌] را از کار و کردارشان هراسان بینی و [کیفر] آن به ایشان فرا می‌رسد، و کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، در سرابستانها باشند، آنچه بخواهند برای ایشان نزد پروردگارشان فراهم است، آن همان نعمت بزرگ است‌///(در آن روز) ستمگران را می‌بینی که از اعمالی که انجام داده‌اند سخت بیمناکند، ولی آنها را فرامی‌گیرد! اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند در باغهای بهشتند و هر چه بخواهند نزد پروردگارشان برای آنها فراهم است؛ این است فضل (و بخشش) بزرگ!///بینی ستمگران را هراسان از آنچه فراهم کردند و آن است فرودآینده بر ایشان و آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند در باغهای بهشت ایشان را است آنچه خواهند نزد پروردگار خویش این است آن فضل بزرگ‌///(پس از مرگ) ستمکاران را از آنچه انجام دادند، با بزرگ‌داشتی هراسناک می‌بینی و حال آنکه (همان اعمال) به (سر و سامان) ایشان فرود آینده است‌. و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، در سبزه‌زارها و باغ‌هایند (و) آنچه را بخواهند نزد پروردگارشان خواهند داشت. این است همان فضلیت بزرگ. quran_en_fa That is (the Bounty) whereof Allah gives Glad Tidings to His Servants who believe and do righteous deeds. Say: "No reward do I ask of you for this except the love of those near of kin." And if any one earns any good, We shall give him an increase of good in respect thereof: for Allah is Oft-Forgiving, Most Ready to appreciate (service). این است چیزی که خدا آن را به بندگانش که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، مژده می‌دهد. بگو: از شما [در برابر ابلاغ رسالتم] هیچ پاداشی جز مودت نزدیکان را [که بنابر روایات بسیار اهل بیت علیهم السلام هستند] را نمی‌خواهم. و هر کس کار نیکی کند، بر نیکی اش می‌افزاییم؛ یقینا خدا بسیار آمرزنده و عطاکننده پاداش فراوان در برابر عمل اندک است.///این است چیزی که خدا آن را به بندگانش که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، مژده می‌دهد. بگو: از شما [در برابر ابلاغ رسالتم] هیچ پاداشی جز مودت نزدیکان را [که بنابر روایات بسیار اهل بیت علیهم السلام هستند] را نمی‌خواهم. و هر کس کار نیکی کند، بر نیکی اش می‌افزاییم؛ یقینا خدا بسیار آمرزنده و عطاکننده پاداش فراوان در برابر عمل اندک است.///این است آن چیزى که خدا آن گروه از بندگانش را که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند، بدان مژده مى‌دهد. بگو: بر این رسالت مزدى از شما، جز دوست داشتن خویشاوندان، نمى‌خواهم. و هر که کار نیکى کند به نیکویى‌اش مى‌افزاییم، زیرا خدا آمرزنده و شکرپذیر است.///این همان [پاداشى‌] است که خدا بندگان خود را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند [بدان‌] مژده مى‌دهد. بگو: من بر این [رسالت‌] مزدى از شما نمى‌خواهم مگر محبت و دوستى خویشان [و اهل بیت‌] را. و هر کس نیکى کسب کند براى او در آن نیکى مى‌افزاییم. بى‌ترد///این همان [پاداشى‌] است که خدا بندگان خود را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند [بدان‌] مژده داده است. بگو: «به ازاى آن [رسالت‌] پاداشى از شما خواستار نیستم، مگر دوستى در باره خویشاوندان.» و هر کس نیکى به جاى آورد [و طاعتى اندوزد]، براى او در ثواب آن خواهیم افزود. قطعا خدا آمرزنده و قدرشناس است.///این [فضل بزرگ] چیزى است که خداوند به بندگانش مژده مى‌دهد. آنان که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند. [اى پیامبر! به مردم] بگو: «من از شما برای این [رسالت] هیچ مزدى نمى‌خواهم، جز آن که دوستدار خاندانم باشید.» و هر کس کار نیکى کند، براى او در نیکویى آن مى‌افزاییم. خداوند بسیار آمرزنده و قدردان است.///این (بهشت ابد) همان است که خدا به بندگانی که ایمان آورده و نیکوکار شدند بشارت آن را داده است. بگو: من از شما اجر رسالت جز این نخواهم که مودت و محبت مرا در حق خویشاوندان منظور دارید (و دوستدار آل محمد باشید، که این اجر هم به نفع امت و برای هدایت یافتن آنهاست)، و هر که کاری نیکو انجام دهد ما نیز در آن مورد بر نیکوییش بیفزاییم که خدا بسیار آمرزنده گناهان و پذیرنده شکر بندگان است.///این همان است که خداوند به بندگانش که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، مژده داده است، بگو برای آن کار از شما مزدی نمی‌طلبم، مگر دوستداری در حق نزدیکان [/اهل بیتم‌]، و هر کس کار نیکی کند، در آن برایش جزای نیک بیفزاییم، چرا که خداوند آمرزگار قدردان است‌///این همان چیزی است که خداوند بندگانش را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند به آن نوید می‌دهد! بگو: «من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی‌کنم جز دوست‌داشتن نزدیکانم [= اهل بیتم‌]؛ و هر کس کار نیکی انجام دهد، بر نیکی‌اش می‌افزاییم؛ چرا که خداوند آمرزنده و سپاسگزار است.///این است آنچه نوید داد خدا بندگانش را آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند بگو نپرسم شما را بر آن مزدی جز دوستی را در نزدیکان (خویشاوندان) و آنکه فراهم کند نیکی را بیفزائیمش در آن نکوئی را همانا خداوند است آمرزنده سپاسگزار///این (نماد) بزرگ همان پاداشی است، که خدا بندگان خود را که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند (بدان) مژده می‌دهد. بگو: «بر آن (رسالت) پاداشی از شما نمی‌خواهم، مگر دوستی درباره‌ی نزدیکتران (رسالتی خود).» و هر کس نیکی را با دشواری به جای آورد، برای او در آن نیکی‌ای (بسیار) خواهیم افزود. به‌راستی خدا بسی پوشنده‌‌ی شکرگزار است. quran_en_fa What! Do they say, "He has forged a falsehood against Allah"? But if Allah willed, He could seal up thy heart. And Allah blots out Vanity, and proves the Truth by His Words. For He knows well the secrets of all hearts. بلکه [منافقان سبک مغز] می‌گویند: [در نزول آیه مودت] بر خدا دروغ بسته است! پس اگر خدا بخواهد، بر دل تو مهر می‌نهد [تا از دروغ بستن باز ایستی، ولی تو از دروغ بستن بر خدا منزهی، این تهمت بزرگ است که این بیماردلان بر تو می‌بندند]. و خدا باطل را محو می‌کند و حق را با کلمات استوارش [و سخنان منطقی و مستدلش] پابرجا می‌سازد؛ یقینا او به نیات و اسرار سینه‌ها داناست.///بلکه [منافقان سبک مغز] می‌گویند: [در نزول آیه مودت] بر خدا دروغ بسته است! پس اگر خدا بخواهد، بر دل تو مهر می‌نهد [تا از دروغ بستن باز ایستی، ولی تو از دروغ بستن بر خدا منزهی، این تهمت بزرگ است که این بیماردلان بر تو می‌بندند]. و خدا باطل را محو می‌کند و حق را با کلمات استوارش [و سخنان منطقی و مستدلش] پابرجا می‌سازد؛ یقینا او به نیات و اسرار سینه‌ها داناست.///یا مى‌گویند که بر خدا دروغ مى‌بندد. اگر خدا بخواهد بر دل تو مهر مى‌نهد. و خدا به کلمات خود باطل را محو مى‌کند و حق را ثابت مى‌گرداند. او به هر چه در دلها مى‌گذرد داناست.///آیا مى‌گویند بر خدا دروغ بسته؟ پس اگر خدا بخواهد بر دلت مهر مى‌نهد [تا نتوانى خلاف بگویى‌]، و خدا باطل را محو و حق را با سخنان خویش استوار مى‌گرداند. بى‌تردید او به راز دل‌ها آگاه است///آیا مى‌گویند: «بر خدا دروغى بسته است؟» پس اگر خدا بخواهد بر دلت مهر مى نهد؛ و خدا باطل را محو و حقیقت را با کلمات خویش پا برجا مى‌کند. اوست که به راز دلها داناست.///آیا [منافقان] مى‌گویند: «[محمد] بر خدا دروغ بسته است! [و از پیش خود گفته است که خویشاوندانش را دوست بداریم!]» [چنین نیست! آنچه می‌گوید سخن وحی است.] پس اگر خدا بخواهد، بر دل تو مهر مى‌نهد. [و اگر خلاف بگویى، قدرت بیان آیات را از تو مى‌گیرد.] خداوند باطل را محو مى‌کند و حق را با کلمات خویش استوار مى‌سازد. همانا او به راز سینه‌ها آگاه است.///بلکه (مردم نادان) خواهند گفت: او (محمد صلی الله علیه و آله و سلم) بر خدا دروغ بسته (که محبت اهل بیت را بر امت واجب کرده. چنین نیست و هرگز رسولی بر خدا دروغ نتواند بست که) اگر خدا بخواهد بر قلب تو مهر می‌نهد و به کلمات (وحی) خود سخن باطل را محو و نابود و حق را ثابت و برقرار می‌گرداند، که خدا به اسرار دلهای خلق کاملا آگاه است.///یا می‌گویند [پیامبر] بر خداوند دروغ بسته است، بدانید که اگر خداوند بخواهد بر دل تو مهر می‌گذارد، و خداوند باطل را می‌زداید، و با کلمات خویش [دین‌] حق را استوار می‌دارد، که او دانای راز دلهاست‌///آیا می‌گویند: «او بر خدا دروغ بسته است»؟! در حالی که اگر خدا بخواهد بر قلب تو مهر می‌نهد (و اگر خلاف بگوئی قدرت اظهار این آیات را از تو می‌گیرد) و باطل را محو می‌کند و حق را بفرمانش پابرجا می‌سازد؛ چرا که او از آنچه درون سینه‌هاست آگاه است.///یا گویند بست بر خدا دروغی پس اگر خواهد خدا مهر نهد بر دلت و نابود کند بیهده را و درست کند (راست آرد) درست را به سخنان خویش همانا او دانا است بدانچه در سینه‌ها است‌///یا می‌گویند: «بر خدا دروغی بسته است!» پس اگر خدا بخواهد بر دلت مهر پایانی می‌نهد. و خدا باطل را محو و حق را با کلمات خویش پا برجا می‌کند. اوست که به (راز) ذات سینه‌ها بسی داناست. quran_en_fa He is the One that accepts repentance from His Servants and forgives sins: and He knows all that ye do. و اوست که توبه را از بندگانش می‌پذیرد و از گناهان درمی گذرد و آنچه را انجام می‌دهید، می‌داند.///و اوست که توبه را از بندگانش می‌پذیرد و از گناهان درمی گذرد و آنچه را انجام می‌دهید، می‌داند.///و اوست که توبه بندگانش را مى‌پذیرد و از گناهان عفوشان مى‌کند و هر چه مى‌کنید مى‌داند.///و او کسى است که توبه را از بندگان خود مى‌پذیرد و از بدى‌ها در مى‌گذرد و هر چه مى‌کنید مى‌داند///و اوست کسى که توبه را از بندگان خود مى‌پذیرد و از گناهان درمى‌گذرد و آنچه مى‌کنید مى‌داند.///و اوست که توبه را از بندگانش مى‌پذیرد، و از گناهان درمى‌گذرد، و آنچه مى‌کنید، مى‌داند.///و اوست خدایی که توبه بندگانش را می‌پذیرد و گناهان را می‌بخشد و هر چه کنید می‌داند.///و اوست که توبه بندگانش را می‌پذیرد و گناهان را می‌بخشد و می‌داند که چه می‌کنید///او کسی است که توبه را از بندگانش می‌پذیرد و بدیها را می‌بخشد، و آنچه را انجام می‌دهید می‌داند.///و او است آنکه پذیرد توبه را از بندگان خویش و درگذرد از بدیها و داند آنچه را می‌کنید///و اوست کسی که توبه را از بندگان خود می‌پذیرد و از گناهان (شان) درمی‌گذرد و آنچه می‌کنید می‌داند. quran_en_fa And He listens to those who believe and do deeds of righteousness, and gives them increase of His Bounty: but for the Unbelievers their is a terrible Penalty. و درخواست کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، اجابت می‌کند و از فضل و احسانش بر آنان می‌افزاید؛ و برای کافران عذابی سخت خواهد بود.///و درخواست کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، اجابت می‌کند و از فضل و احسانش بر آنان می‌افزاید؛ و برای کافران عذابی سخت خواهد بود.///و دعاى کسانى را که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند اجابت مى‌کند، و از فضل خویش آنان را افزون مى‌دهد. و کافران را عذابى سخت است.///و [دعاى‌] کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند اجابت مى‌کند و از فضل خویش به آنها زیاده مى‌دهد، ولى کافران را عذابى سخت خواهد بود///و [درخواست‌] کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‌اند اجابت مى‌کند و از فضل خویش به آنان زیاده مى‌دهد، و [لى‌] براى کافران عذاب سختى خواهد بود.///و [دعاى] کسانى را که ایمان آورده و کارهاى نیکو کرده‌اند، اجابت مى‌کند و از فضل خویش بر آنان مى‌افزاید. و براى کافران عذابى شدید است.///و دعای آنان را که ایمان آورده و نیکوکار شوند مستجاب می‌گرداند و از فضل و کرم خود بر ثواب آنها می‌افزاید، و برای کافران عذابی سخت خواهد بود.///و [دعای‌] کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، اجابت می‌کند، و بر جزای آنان از فضل خویش می‌افزاید، و کافران عذابی سهمگین [در پیش‌] دارند///و درخواست کسانی را که ایمان آورده و کارهای نیک انجام داده‌اند می‌پذیرد و از فضل خود بر آنها می‌افزاید؛ اما برای کافران عذاب شدیدی است!///و می‌پذیرد از آنان که ایمان آوردند و کردار نیک کردند و بیفزایدشان از فضل خویش و کافران را است عذابی سخت‌///و (درخواست) کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته (ی ایمان) کرده‌اند، به شایستگی اجابت می‌کند و از فضل خویش به آنان افزون می‌بخشد. و برای کافران عذابی سخت است. quran_en_fa If Allah were to enlarge the provision for His Servants, they would indeed transgress beyond all bounds through the earth; but he sends (it) down in due measure as He pleases. For He is with His Servants Well-acquainted, Watchful. و اگر خدا روزی را بر بندگانش وسعت دهد، در زمین سرکشی و ستم کنند، ولی آنچه را بخواهد به اندازه نازل می‌کند؛ یقینا او به بندگانش آگاه و بیناست.///و اگر خدا روزی را بر بندگانش وسعت دهد، در زمین سرکشی و ستم کنند، ولی آنچه را بخواهد به اندازه نازل می‌کند؛ یقینا او به بندگانش آگاه و بیناست.///اگر خدا روزى بندگانش را افزون کند در زمین فساد مى‌کنند؛ ولى به اندازه‌اى که بخواهد روزى مى‌فرستد. زیرا بر بندگان خود آگاه و بیناست.///و اگر خدا روزى را براى بندگانش وسعت مى‌داد، مسلما در زمین سر به عصیان بر مى‌داشتند، و لیکن به اندازه‌اى که مى‌خواهد نازل مى‌کند. به راستى او به [حال‌] بندگانش آگاه و بیناست///و اگر خدا روزى را بر بندگانش فراخ گرداند، مسلما در زمین سر به عصیان برمى‌دارند، لیکن آنچه را بخواهد به اندازه‌اى [که مصلحت است‌] فرو مى‌فرستد. به راستى که او به [حال‌] بندگانش آگاه بیناست.///و اگر خداوند براى بندگانش رزق و روزی را توسعه مى‌داد، در زمین طغیان مى‌کردند. اما آنچه را مى‌خواهد، به اندازه‌اى [معین] نازل مى‌کند، که او به بندگانش آگاه و بیناست.///و اگر خدا روزی بندگان را وسیع و فراوان کند در روی زمین ظلم و طغیان بسیار کنند لیکن به اندازه‌ای که بخواهد (و صلاح داند) نازل می‌گرداند، که خدا به احوال بندگانش آگاه و بیناست.///و اگر خداوند روزی را بر همه بندگانش گسترده می‌داشت، در روی زمین فتنه و فساد می‌کردند، ولی به اندازه‌ای که بخواهد مقرر می‌دارد، که او به کار بندگانش آگاه و بیناست‌///هرگاه خداوند روزی را برای بندگانش وسعت بخشد، در زمین طغیان و ستم می‌کنند؛ از این‌رو بمقداری که می‌خواهد (و مصلحت می‌داند) نازل می‌کند، که نسبه به بندگانش آگاه و بیناست!///و اگر فراخ گرداند خدا روزی را برای بندگان خویش هر آینه سرکشی کنند در زمین و لیکن فرستد به اندازه هر چه خواهد همانا او است به بندگان خویش آگاه بینا///و اگر خدا روزی را بر بندگانش فراخ گرداند، بی‌گمان در زمین سر به طغیان و تجاوز برمی‌دارند. ولی آنچه را بخواهد به اندازه‌ای (که مصلحت است) به تدریج فرو می‌فرستد. به‌راستی او به (حال) بندگانش (بسی) آگاه و بیناست. quran_en_fa He is the One that sends down rain (even) after (men) have given up all hope, and scatters His Mercy (far and wide). And He is the Protector, Worthy of all Praise. و اوست که باران را پس از اینکه [مردم از آمدنش] نومید شدند، نازل می‌کند و رحمتش را می‌گستراند، و او سرپرست و یار [واقعی] و ستوده است.///و اوست که باران را پس از اینکه [مردم از آمدنش] نومید شدند، نازل می‌کند و رحمتش را می‌گستراند، و او سرپرست و یار [واقعی] و ستوده است.///و اوست آن خدایى که بعد از نومیدیشان باران مى‌فرستد و رحمت خود را به همه جا منتشر مى‌کند و اوست کارساز و ستودنى.///و اوست خدایى که پس از نومیدى‌شان باران مى‌فرستد و رحمت خویش را [بر همه‌جا] مى‌گسترد، و سرپرست ستوده اوست///و اوست کسى که باران را -پس از آنکه [مردم‌] نومید شدند- فرود مى‌آورد، و رحمت خویش را مى‌گسترد و هموست سرپرست ستوده.///و اوست که باران را پس از این که [مردم از آمدنش‌] نومید شدند، فرومى‌فرستد، و رحمت خویش را می‌گسترد. و اوست سرور ستوده!///و اوست خدایی که باران را پس از نومیدی خلق می‌فرستد و رحمت (و نعمت) خود را فراوان می‌گرداند و اوست خداوندگار محبوب الذات ستوده صفات.///و هموست که باران را پس از آنکه نومید شده‌اند، فرو می‌فرستد، و رحمتش را می‌گسترد، و او سرور ستوده است‌///او کسی است که باران سودمند را پس از آنکه مأیوس شدند نازل می‌کند و رحمت خویش را می‌گستراند؛ و او ولی و (سرپرست) و ستوده است!///و او است آنکه فرستد باران را پس از آنچه نومید شدند و گستراند رحمت خویش را و او است سرپرست ستوده‌///و اوست کسی که باران را - پس از آنکه (مردمان) نومید شدند - فرود می‌آورد و رحمت خویش را (بر آنان) می‌گسترد و (هم) اوست سرپرست بسی ستوده. quran_en_fa And among His Signs is the creation of the heavens and the earth, and the living creatures that He has scattered through them: and He has power to gather them together when He wills. و از نشانه‌های [ربوبیت و قدرت] او آفرینش آسمان‌ها و زمین است و [نیز] آنچه از جنبنده میان آن دو پراکنده است، و او هرگاه بخواهد بر جمع کردنشان تواناست.///و از نشانه‌های [ربوبیت و قدرت] او آفرینش آسمان‌ها و زمین است و [نیز] آنچه از جنبنده میان آن دو پراکنده است، و او هرگاه بخواهد بر جمع کردنشان تواناست.///و از نشانه‌هاى قدرت او آفرینش آسمانها و زمین و پراکندن جنبندگان در آن دوست. و هرگاه بخواهد، بر گردآوردنشان تواناست.///و از نشانه‌هاى [قدرت‌] او آفرینش آسمان‌ها و زمین و آنچه از [انواع‌] جنبندگان در میان آن دو پخش نموده است، و او هرگاه بخواهد برگردآوردن آنها قادر است///و از نشانه‌هاى [قدرت‌] اوست آفرینش آسمانها و زمین و آنچه از [انواع‌] جنبنده در میان آن دو پراکنده است، و او هرگاه بخواهد بر گردآوردن آنان تواناست.///و از نشانه‌هاى [قدرت] او آفرینش آسمان‌ها و زمین است، و جنبندگانى که در آن دو پراکنده‌اند. و او هرگاه بخواهد، بر گردآورى آنها تواناست.///و از جمله آیات (قدرت) او خلقت آسمانها و زمین است و هم آنچه در آنها از انواع جنبندگان پراکنده است، و او بر جمع آوری موجوداتی که (در آسمانها و کرات بی‌شمار عالم) پراکنده است هر وقت بخواهد قادر است.///و از آیات او آفرینش آسمانها و زمین است و جانورانی که در آنها پراکنده است، و او هرگاه بخواهد بر گردآوردن آنها تواناست‌///و از آیات اوست آفرینش آسمانها و زمین و آنچه از جنبندگان در آنها منتشر نموده؛ و او هرگاه بخواهد بر جمع آنها تواناست!///و از آیتهای او است آفرینش آسمانها و زمین و آنچه گسترانید در آنها از جنبندگان و او است بر گردآوردن آنان گاهی که خواهد توانا///و از نشانه‌های (ربوبیت) اوست آفرینش آسمان‌ها و زمین و آنچه از جنبندگان در آن دو پراکند و او هرگاه می‌خواهد بر گردآوردن (عاقلان) شان بسی تواناست. quran_en_fa Whatever misfortune happens to you, is because on the things your hands have wrought, and for many (of them) He grants forgiveness. و هر آسیبی به شما رسد به سبب اعمالی است که مرتکب شده‌اید، و از بسیاری [از همان اعمال هم] درمی گذرد.///و هر آسیبی به شما رسد به سبب اعمالی است که مرتکب شده‌اید، و از بسیاری [از همان اعمال هم] درمی گذرد.///اگر شما را مصیبتى رسد، به خاطر کارهایى است که کرده‌اید. و خدا بسیارى از گناهان را عفو مى‌کند.///و هر مصیبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و [خدا] از بسیارى [گناهان‌] در مى‌گذرد///و هر [گونه‌] مصیبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست، و [خدا] از بسیارى درمى‌گذرد.///و هر مصیبتی به شما برسد، پس به خاطر دستاورد خود شماست. و او از بسیارى [گناهانتان] درمى‌گذرد.///و آنچه از رنج و مصائب به شما می‌رسد همه از دست (اعمال زشت) خود شماست در صورتی که خدا بسیاری از اعمال بد را عفو می‌کند.///و هر مصیبتی که به شما برسد از کار و کردار خودتان است، و او از بسیاری [گناهان‌] در می‌گذرد///هر مصیبتی به شما رسد بخاطر اعمالی است که انجام داده‌اید، و بسیاری را نیز عفو می‌کند!///و آنچه به شما رسد از پیش آمدها پس به چیزی است که فراهم کردند دستهای شما و درگذرد از بسیاری‌///و هر (گونه) مصیبتی به شما در رسید ناشی از دستاورد خود شماست و (خدا) از بسیاری (از این‌ها در دنیا) چشم‌پوشی می‌کند. quran_en_fa Nor can ye frustrate (aught), (fleeing) through the earth; nor have ye, besides Allah, any one to protect or to help. و شما در زمین عاجزکننده [خدا] نیستید [تا بتوانید از دسترس قدرت او بیرون روید] و جز خدا هیچ سرپرست و یاوری برای شما نیست.///و شما در زمین عاجزکننده [خدا] نیستید [تا بتوانید از دسترس قدرت او بیرون روید] و جز خدا هیچ سرپرست و یاوری برای شما نیست.///شما نتوانید در روى زمین از او بگریزید و شما را جز او کارساز و یاورى نیست.///و شما در زمین عاجز کننده [ى خدا] نیستید و جز خدا شما را سرپرست و یاورى نیست///و شما در زمین درمانده کننده [خدا] نیستید، و جز خدا شما را سرپرست و یاورى نیست.///و شما نمى‌توانید [خدا] را در زمین درمانده کنید، [و از سلطه‌اش بیرون روید.] و شما جز خداوند هیچ سرپرست و یاورى ندارید.///و شما در زمین هیچ قدرتی ندارید و از کوچکترین قوای جهان زبون و عاجزید و غیر خدا در عالم هیچ یار و یاوری ندارید.///و شما در روی زمین گزیر و گریزی ندارید، و شما را در برابر خداوند یار و یاوری نیست‌///و شما هرگز نمی‌توانید در زمین از قدرت خداوند فرار کنید؛ و غیر از خدا هیچ ولی و یاوری برای شما نیست.///و نیستید شما به عجزآرندگان در زمین و نیست شما را جز خدا یار و نه یاوری‌///و شما در زمین درمانده‌کننده‌ی (خدا و خداییان) نیستید و جز خدا برای شما هیچ سرپرست و یاوری (هم) نیست. quran_en_fa And among His Signs are the ships, smooth-running through the ocean, (tall) as mountains. از نشانه‌های او کشتی‌های کوه آسا در میان دریاست [که به کمک باد در حرکت اند.]///از نشانه‌های او کشتی‌های کوه آسا در میان دریاست [که به کمک باد در حرکت اند.]///از نشانه‌هاى قدرت او کشتیهایى است چون کوه که در دریاها روانند.///و از نشانه‌هاى [قدرت‌] او کشتى‌هایى است چون کوه‌ها که در دریا روانند///و از نشانه‌هاى او سفینه‌هاى کوه‌آسا در دریاست.///و از نشانه‌هاى [قدرت] او [حرکت] کشتى‌ها در دریاست [که] همچون کوه‌ها [برجسته‌اند].///و یکی از آیات (قدرت) الهی سیر و گردش کشتیهاست که در آب دریا مانند کوههای بلند در حرکت است.///و از پدیده‌های شگرف او کشتیهاست مانند کوهها در دریا///از نشانه‌های او کشتیهایی است که در دریا همچون کوه‌ها به نظر می‌رسند!///و از آیتهای او است روندگان در دریا همانند کوهها///و از نشانه‌های (ربانی) او کشتی‌های دریانورد کوه‌‌پیکر -چون پرچم‌ها- در دریاست. quran_en_fa If it be His Will He can still the Wind: then would they become motionless on the back of the (ocean). Verily in this are Signs for everyone who patiently perseveres and is grateful. اگر بخواهد باد را فرومی نشاند، در نتیجه کشتی‌ها به روی آب ساکن و بی حرکت می‌مانند؛ یقینا در این واقعیت برای هر شکیبای سپاس گزاری نشانه هایی [بر قدرت و ربوبیت خدا] ست.///اگر بخواهد باد را فرومی نشاند، در نتیجه کشتی‌ها به روی آب ساکن و بی حرکت می‌مانند؛ یقینا در این واقعیت برای هر شکیبای سپاس گزاری نشانه هایی [بر قدرت و ربوبیت خدا] ست.///اگر بخواهد، باد را نگه مى‌دارد تا کشتیها بر روى دریا از رفتن بازمانند. هر آینه در این براى صابران شکرگزار عبرتهایى است.///اگر بخواهد باد را ساکن مى‌گرداند تا [کشتى‌ها] بر روى آب متوقف بمانند. قطعا در این [امر] صابران شکر پیشه را عبرت‌هاست///اگر بخواهد باد را ساکن مى‌گرداند و [سفینه‌ها] بر پشت [آب‌] متوقف مى‌مانند. قطعا در این [امر] براى هر شکیباى شکرگزارى نشانه‌هاست.///اگر بخواهد باد را ساکن مى‌کند، پس کشتى‌ها بر پشت آب راکد مى‌مانند. در این [امر] براى هر شکیبای سپاسگزار، نشانه‌هایى [از قدرت خدا] است.///اگر خدا بخواهد باد را سکون و آرامش دهد تا کشتیها بر پشت آب از جنبش بایستد. در این کار برای مردم با صبر شکر گزار ادله‌ای (از قدرت خدا) نمودار است.///اگر خواهد باد را نگه دارد، آنگاه آنها بر روی آن [دریا] راکد مانند، در این برای هر شکیبای شاکری مایه‌های عبرت است‌///اگر او اراده کند، باد را ساکن می‌سازد تا آنها بر پشت دریا بی‌حرکت بمانند؛ در این نشانه‌هایی است برای هر صبرکننده شکرگزار!///اگر خواهد آرام گرداند باد را تا بمانند به جای ایستادگان بر پشتش همانا در این است آیتهائی برای هر شکیبائی سپاسگزار///اگر بخواهد باد را ساکن می‌گرداند، پس کشتی‌ها همچنان بر روی آن]: دریا [ساکن بمانند. همانا در این (امر) برای هر شکیبای بسیار شکرگزاری نشانه‌هاست. quran_en_fa Or He can cause them to perish because of the (evil) which (the men) have earned; but much doth He forgive. یا اگر بخواهد کشتی‌ها را [با سرنشینانش] به سبب گناهانی که مرتکب شده‌اند، نابود می‌کند و از بسیاری [از همان گناهان] می‌گذرد.///یا اگر بخواهد کشتی‌ها را [با سرنشینانش] به سبب گناهانی که مرتکب شده‌اند، نابود می‌کند و از بسیاری [از همان گناهان] می‌گذرد.///یا آنها را به خاطر اعمالشان غرقه مى‌کند و بسیارى را نیز مى‌بخشاید.///یا آنها را به سزاى [برخى از] آنچه مرتکب شده‌اند هلاکشان مى‌کند و از بسیارى در مى‌گذرد///یا به [سزاى‌] آنچه [کشتى‌نشینان‌] مرتکب شده‌اند هلاکشان کند، و [لى‌] از بسیارى درمى‌گذرد.///یا [کشتى‌ها را] به خاطر آنچه [صاحبانشان] انجام داده‌اند، نابود مى‌کند. و از بسیارى درمى‌گذرد [و غرقشان نمى‌کند].///یا اگر بخواهد خدا کشتیهایشان را به جرم بدکاری به دریا غرق می‌کند و (اگر بخواهد) بسیاری از جرم شما را می‌بخشد.///یا آنان [/اهل کشتی‌] را به خاطر کار و کردارشان نابود کند، و او از بسیاری [گناهان‌] در می‌گذرد///یا اگر بخواهد آنها را بخاطر اعمالی که سرنشینانش مرتکب شده‌اند نابود می‌سازد؛ و در عین حال بسیاری را می‌بخشد.///یا نابودشان کند بدانچه فراهم کردند و درگذرد از بسیاری‌///یا به (سزای) آنچه (کشتی‌نشینان) مرتکب شده‌اند هلاکشان می‌کند و از بسیاری از آنها (اکنون) درمی‌گذرد. quran_en_fa But let those know, who dispute about Our Signs, that there is for them no way of escape. و تا کسانی که درآیات ما مجادله و ستیزه می‌کنند، بدانند که آنان را [از عرصه قدرت ما] هیچ گریزگاهی نیست.///و تا کسانی که درآیات ما مجادله و ستیزه می‌کنند، بدانند که آنان را [از عرصه قدرت ما] هیچ گریزگاهی نیست.///و تا بدانند کسانى که در آیات ما جدال مى‌کنند. آنان را هیچ گریزگاهى نیست.///و تا آنان که در آیات ما مجادله مى‌کنند بدانند که ایشان را هیچ گریزى نیست///و [تا] آنان که در آیات ما مجادله مى‌کنند، بدانند که ایشان را [روى‌] گریزى نیست.///و کسانى که در آیات ما مجادله مى‌کنند، بدانند که راه گریزى ندارند.///و تا آنان که در آیات ما راه جدال و انکار می‌پیمایند بدانند که بر آنها (از قهر و عذاب ما) هیچ مفر و نجاتی نیست.///و کسانی که در آیات ما مجادله می‌کنند، بدانند که گریزگاهی ندارند///کسانی که در آیات ما مجادله می‌کنند بدانند هیچ گریزگاهی ندارند!///و بدانند آنان که ستیزه کنند در آیتهای ما که نیستشان گریزگاهی‌///و (تا) آنان را که در آیات ما مجادله می‌کنند، نشانه نهد. ایشان را هیچ گریزگاهی نیست. quran_en_fa Whatever ye are given (here) is (but) a convenience of this life: but that which is with Allah is better and more lasting: (it is) for those who believe and put their trust in their Lord: پس آنچه [از کالا، وسایل و ابزار مادی] به شما داده‌اند، متاع [اندک و زودگذر] زندگی دنیاست، و آنچه [از بهره و پاداش] نزد خداست، برای کسانی که ایمان آورده‌اند و بر پروردگارشان توکل می‌کنند، بهتر و پایدارتر است.///پس آنچه [از کالا، وسایل و ابزار مادی] به شما داده‌اند، متاع [اندک و زودگذر] زندگی دنیاست، و آنچه [از بهره و پاداش] نزد خداست، برای کسانی که ایمان آورده‌اند و بر پروردگارشان توکل می‌کنند، بهتر و پایدارتر است.///آنچه شما را داده‌اند بهره این زندگى دنیوى است. و آنچه در نزد خداست براى آنها که ایمان آورده‌اند و به پروردگارشان توکل مى‌کنند، بهتر و پاینده‌تر است.///و آنچه به شما داده شده متاع زندگى دنیاست، و آنچه نزد خداست براى آنها که ایمان آورده‌اند و بر خداى خود توکل مى‌کنند بهتر و پایدارتر است///و آنچه به شما داده شده، برخوردارى [و کالاى‌] زندگى دنیاست، و آنچه پیش خداست براى کسانى که گرویده‌اند و به پروردگارشان اعتماد دارند بهتر و پایدارتر است.///آنچه به شما داده شده، بهره‌ی زندگى دنیاست. و آنچه نزد خداست، براى کسانى که ایمان آوردند و به پروردگارشان توکل مى‌کنند، بهتر و ماندگارتر است.///پس چیزی که نصیب شما گردیده متاع (فانی) زندگی دنیاست و آنچه نزد خداست بسیار بهتر و باقی‌تر است اما آن مخصوص است به آنان که به خدا ایمان آورده‌اند و بر پروردگار خود توکل می‌کنند.///پس آنچه به شما داده شده است، بهره زندگانی دنیاست، و برای کسانی که ایمان آورده‌اند و به پروردگارشان توکل کرده‌اند، آنچه نزد خداوند است، بهتر و پایدارتر است‌///آنچه به شما عطا شده متاع زودگذر زندگی دنیاست، و آنچه نزد خداست برای کسانی که ایمان آورده و بر پروردگارشان توکل می‌کنند بهتر و پایدارتر است.///پس آنچه داده شدید از چیزی همانا بهره زندگانی دنیا است و آنچه نزد خدا است بهتر و پایدارتر است برای آنان که ایمان آوردند و بر پروردگار خویش توکل کنند///پس آنچه به شما داده شده، برخورداری (از کالای) زندگی دنیاست و آنچه پیش خداست برای کسانی که ایمان آورده و به پروردگارشان اعتماد دارند بهتر و پایدارتر است. quran_en_fa Those who avoid the greater crimes and shameful deeds, and, when they are angry even then forgive; و [همان] کسانی که از گناهان بزرگ و از کارهای زشت دوری می‌کنند و هنگامی که [به مردم] خشم می‌گیرند، راه چشم پوشی و گذشت را برمی گزینند؛///و [همان] کسانی که از گناهان بزرگ و از کارهای زشت دوری می‌کنند و هنگامی که [به مردم] خشم می‌گیرند، راه چشم پوشی و گذشت را برمی گزینند؛///و آن کسان که از گناهان بزرگ و زشتیها اجتناب مى‌کنند و چون در خشم شوند خطاها را مى‌بخشایند؛///و [و نیز براى‌] کسانى که از گناهان بزرگ و زشتکارى‌ها اجتناب مى‌کنند و چون به خشم آمدند در مى‌گذرند///و کسانى که از گناهان بزرگ و زشتکاریها خود را به دور مى‌دارند و چون به خشم درمى‌آیند درمى‌گذرند.///کسانى که خود را از گناهان بزرگ و زشتى‌ها دور مى‌کنند، و چون به خشم آیند، درمى‌گذرند.///و آنان که از گناهان بزرگ و زشتکاری می‌پرهیزند و چون (بر کسی) خشم و غضب کنند (بر او) می‌بخشند.///و همچنین [برای‌] کسانی که از گناهان کبیره و ناشایستیها پرهیز می‌کنند، و چون خشمگین شوند، گذشت می‌کنند///همان کسانی که از گناهان بزرگ و اعمال زشت اجتناب می‌ورزند، و هنگامی که خشمگین شوند عفو می‌کنند.///و آنان که دوری گزینند از بزرگهای گناهان و پرده ری‌ها (فواحش) و هر گاه خشم آرند بیامرزند///و کسانی که از گناهان بزرگ‌تر و زشتکاری‌های تجاوزگر خود را دور می‌دارند و چون به خشم در می‌آیند، (هم) آنان درمی‌گذرند. quran_en_fa Those who hearken to their Lord, and establish regular Prayer; who (conduct) their affairs by mutual Consultation; who spend out of what We bestow on them for Sustenance; و آنان که دعوت پروردگارشان را اجابت کردند و نماز را برپا داشتند و کارشان در میان خودشان بر پایه مشورت است و از آنچه روزی آنان کرده‌ایم، انفاق می‌کنند؛///و آنان که دعوت پروردگارشان را اجابت کردند و نماز را برپا داشتند و کارشان در میان خودشان بر پایه مشورت است و از آنچه روزی آنان کرده‌ایم، انفاق می‌کنند؛///و آنان که دعوت پروردگارشان را پاسخ مى‌گویند و نماز مى‌گزارند و کارشان بر پایه مشورت با یکدیگر است و از آنچه به آنها روزى داده‌ایم انفاق مى‌کنند؛///و کسانى که دعوت پروردگارشان را اجابت کردند و نماز برپا داشتند و کارشان در میانشان [بر پایه‌] مشورت است و از آنچه روزیشان کرده‌ایم انفاق مى‌کنند///و کسانى که [نداى‌] پروردگارشان را پاسخ [مثبت‌] داده و نماز برپا کرده‌اند و کارشان در میانشان مشورت است و از آنچه روزیشان داده‌ایم انفاق مى‌کنند.///کسانى که دعوت پروردگارشان را اجابت کردند، و نماز را برپا داشتند، و کارشان میان آنها با مشورت انجام مى‌گیرد، و از آنچه روزیشان کرده‌ایم، انفاق مى‌کنند.///و آنان که امر خدایشان را اجابت کردند و نماز به پا داشتند و کارشان را به مشورت یکدیگر انجام می‌دهند و از آنچه روزی آنها کردیم (به فقیران) انفاق می‌کنند.///و کسانی که ندای پروردگارشان را استجابت کرده‌اند، و نماز را بر پا داشته‌اند و کارشان رایزنی با همدیگر است، و از آنچه روزیشان داده‌ایم، می‌بخشند///و کسانی که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده و نماز را برپا می‌دارند و کارهایشان به صورت مشورت در میان آنهاست و از آنچه به آنها روزی داده‌ایم انفاق می‌کنند،///و آنان که پذیرفتند برای پروردگار خود و بپای داشتند نماز را و کارشان مشورت است میان ایشان و از آنچه روزیشان دادیم ببخشند///و کسانی که (ندای) پروردگارشان را پاسخ مثبت داده و نماز بر پا داشته و کارشان در میانشان مشورت است و از آنچه روزیشان داده‌ایم انفاق می‌کنند. quran_en_fa And those who, when an oppressive wrong is inflicted on them, (are not cowed but) help and defend themselves. و آنان که هرگاه ستمی به آنان رسد [تسلیم ستم و ستمکار نمی‌شوند، بلکه از دشمن به حکم حق و برابر با قوانین اسلام] انتقام می‌گیرند؛///و آنان که هرگاه ستمی به آنان رسد [تسلیم ستم و ستمکار نمی‌شوند، بلکه از دشمن به حکم حق و برابر با قوانین اسلام] انتقام می‌گیرند؛///و آنان که چون ستمى به آنها رسد انتقام مى‌گیرند.///و آنان که چون ستمى به آنها رسد [تسلیم ظالم نمى‌شوند و بر ضد آنها] یارى مى‌جویند///و کسانى که چون ستم بر ایشان رسد، یارى مى‌جویند [و به انتقام بر مى‌خیزند].///کسانى که چون ستمى به آنان رسد، [تسلیم نمى‌شوند، بلکه] یارى مى‌طلبند.///و آنان که چون ظلمی بر آنها هجوم کند (از مؤمنان یاری طلبیده) انتقام می‌جویند.///و کسانی که چون به آنان تعدی رسد، انتقام می‌گیرند///و کسانی که هرگاه ستمی به آنها رسد، (تسلیم ظلم نمی‌شوند و) یاری می‌طلبند!///و آنان که هر گاه رسدشان ستم یاری جویند///و کسانی که چون ستم برایشان رسد، (هم) ایشان بی‌قرار، کوشا و جویای یاری می‌باشند. quran_en_fa The recompense for an injury is an injury equal thereto (in degree): but if a person forgives and makes reconciliation, his reward is due from Allah: for (Allah) loveth not those who do wrong. پاداش بدی [چون قتل و زخم زدن و اتلاف مال] مانند همان بدی است؛ ولی هر که بگذرد و [میان خود و طرف مقابلش را] اصلاح نماید. پاداشش بر عهده خداست؛ یقینا خدا ستمکاران را دوست ندارد.///پاداش بدی [چون قتل و زخم زدن و اتلاف مال] مانند همان بدی است؛ ولی هر که بگذرد و [میان خود و طرف مقابلش را] اصلاح نماید. پاداشش بر عهده خداست؛ یقینا خدا ستمکاران را دوست ندارد.///جزاى هر بدى بدیى است همانند آن. پس کسى که عفو کند و آشتى ورزد مزدش با خداست، زیرا او ستمکاران را دوست ندارد.///و سزاى بدى، بدى همانند آن است. پس هر که در گذرد و اصلاح کند، پاداش او بر خداست. همانا ظالمان را دوست نمى‌دارد///و جزاى بدى، مانند آن، بدى است. پس هر که درگذرد و نیکوکارى کند، پاداش او بر [عهده‌] خداست. به راستى او ستمگران را دوست نمى‌دارد.///و کیفر هر کار بد مجازاتی است همانند آن [نه بیشتر]، پس هر که بگذرد و اصلاح کند، پاداش او بر [عهده‌ی‌] خداست. او ستمکاران را دوست ندارد.///و انتقام بدی (مردم) به مانند آن بد رواست (نه بیشتر) و باز اگر کسی عفو کرده و (بین خود و خصم خود را به عفو) اصلاح نمود اجر او بر خداست، که خدا ستمکاران را هیچ دوست نمی‌دارد.///و جزای هر بدی، بدیی همانند آن است، پس هر که عفو و نیکوکاری پیشه کند، پاداش او بر خداوند است، که ستمکاران را دوست ندارد///کیفر بدی، مجازاتی است همانند آن؛ و هر کس عفو و اصلاح کند، پاداش او با خداست؛ خداوند ظالمان را دوست ندارد!///و کیفر بد بدیی است مانندش و آنکه درگذرد و اصلاح کند پس پاداش او بر خدا است همانا او دوست ندارد ستمگران را///و جزای بدی، بدی‌ای همانند آن است. پس هر کس درگذرد و نیکوکاری کند، پاداش او بر خداست. بی‌گمان او ستمگران را دوست نمی‌دارد. quran_en_fa But indeed if any do help and defend themselves after a wrong (done) to them, against such there is no cause of blame. و کسانی که پس از ستم دیدنشان [به حکم حق و برابر قوانین اسلام] در مقام انتقام برآیند، ایرادی بر آنان نیست [و در شرع مقدس مجوزی وجود ندارد که حق آنان را باطل کنند.]///و کسانی که پس از ستم دیدنشان [به حکم حق و برابر قوانین اسلام] در مقام انتقام برآیند، ایرادی بر آنان نیست [و در شرع مقدس مجوزی وجود ندارد که حق آنان را باطل کنند.]///بر کسانى که پس از ستمى که بر آنها رفته باشد انتقام مى‌گیرند، ملامتى نیست.///و البته هر که بعد از مظلوم شدنش یارى جوید [و انتقام گیرد] چنین کسانى هیچ راه [ملامتى‌] بر ایشان نیست///و هر که پس از ستم [دیدن‌] خود، یارى جوید [و انتقام گیرد] راه [نکوهشى‌] بر ایشان نیست.///و کسانى که پس از ستم [دیدن] خود، یارى جویند، [و عادلانه انتقام بگیرند،] راه [نکوهشى] بر آنان نیست.///و هر کس پس از ظلمی که بر او رفته انتقام طلبد، بر اینان هیچ گناه و مؤاخذه نیست.///و هرکس بعد از ستمی که دیده است، انتقام گیرد، اینانند که بر آنان ایرادی نیست‌///و کسی که بعد از مظلوم‌شدن یاری طلبد، ایرادی بر او نیست؛///و همانا آنکه یاری جوید پس از ستمی که بر او شود آنان را نیست بر ایشان راهی‌///و کسانی که پس از ستم (دیدن) خود، با کوششی همی یاری جویند (و انتقام گیرند) پس راهی [: نکوهشی] بر ایشان نیست. quran_en_fa The blame is only against those who oppress men and wrong-doing and insolently transgress beyond bounds through the land, defying right and justice: for such there will be a penalty grievous. ایراد و محکومیت فقط متوجه کسانی است که به مردم ستم روا می‌دارند و به ناحق در زمین سرکشی می‌کنند، اینانند که برای آنان عذابی دردناک خواهد بود،///ایراد و محکومیت فقط متوجه کسانی است که به مردم ستم روا می‌دارند و به ناحق در زمین سرکشی می‌کنند، اینانند که برای آنان عذابی دردناک خواهد بود،///ملامت در خور کسانى است که به مردم ستم مى‌کنند و به ناحق در روى زمین سرکشى مى‌کنند. براى آنهاست عذابى دردآور.///راه [ملامت‌] تنها بر کسانى است که به مردم ظلم مى‌کنند و در زمین به ناحق سر به طغیان بر مى‌دارند، اینانند که برایشان عذاب دردناکى است///راه [نکوهش‌] تنها بر کسانى است که به مردم ستم مى‌کنند، و در [روى‌] زمین به ناحق سر برمى‌دارند. آنان عذابى دردناک [در پیش‌] خواهند داشت.///نکوهش فقط بر کسانى است که به مردم ستم مى‌کنند و در زمین به ناحق سر به طغیان برمى‌دارند. آنانند که برایشان عذاب دردناکى است.///تنها راه مؤاخذه بر آنهایی است که به مردم ظلم کنند و در زمین به ناحق شرارت انگیزند، بر آنها (در دنیا انتقام و در آخرت) عذاب دردناک است.///ایراد تنها بر کسانی است که به مردم ستم می‌کنند و در روی زمین به ناحق سرکشی می‌نمایند، اینانند که عذابی دردناک در پیش دارند///ایراد و مجازات بر کسانی است که به مردم ستم می‌کنند و در زمین بناحق ظلم روا می‌دارند؛ برای آنان عذاب دردناکی است!///جز این نیست که راه بر آنان است که ستم کنند بر مردم و سرکشی کنند در زمین به ناروا که ایشان را است عذابی دردناک‌///راه (نکوهش) تنها بر کسانی است که به مردم ستم می‌کنند و در زمین (و زمینه‌ی تکلیف) بناحق تجاوز می‌نمایند. اینان برایشان عذابی دردناک است. quran_en_fa But indeed if any show patience and forgive, that would truly be an exercise of courageous will and resolution in the conduct of affairs. و کسی که [با قدرت داشتن بر انتقام به اختیار خود] شکیبایی ورزد و [از انتقام] گذشت کند، بی تردید این از اموری است که ملازمت بر آن از واجبات است،///و کسی که [با قدرت داشتن بر انتقام به اختیار خود] شکیبایی ورزد و [از انتقام] گذشت کند، بی تردید این از اموری است که ملازمت بر آن از واجبات است،///و آن که صبر کند و از خطا درگذرد، این از کارهاى پسندیده است.///و البته هر که صبورى و گذشت پیشه کرد، مسلما این از کارهاى استوار و مهم است///و هر که صبر کند و درگذرد، مسلما این [خویشتن دارى، حاکى‌] از اراده قوى [در] کارهاست.///و البته کسى که صبر کند، و [از انتقام‌] بگذرد، این از کارهاى استوار است.///و هر که (بر ظلم کسی) صبر کند (و با قدرت انتقام ببخشد) این مقام (حلم و بردباری است که) از عزم در امور (الهی و تسلط بر نفس و قوت عقل و اراده) است.///و هرکس که شکیبایی و گذشت پیشه کند، بی‌گمان این از کارهای سترگ است‌///اما کسانی که شکیبایی و عفو کنند، این از کارهای پرارزش است!///و هر که شکیبا شود و آمرزش کند همانا آن است از عزیمت کارها///و هر که همواره صبر کند و (از تجاوز دیگران) چشم پوشد، بی‌چون این (خویشتن‌‌داری، حاکی) از اراده‌ی قوی (در) کارهاست. quran_en_fa For any whom Allah leaves astray, there is no protector thereafter. And thou wilt see the Wrong-doers, when in sight of the Penalty, Say: "Is there any way (to effect) a return?" و هر که را خدا [به کیفر کبر و عنادش] گمراه کند، او را پس از خدا هیچ سرپرست و یاوری نخواهد بود؛ و ستمکاران را [روز قیامت] می‌بینی چون عذاب را ببینند، می‌گویند: آیا راهی به سوی بازگشت [به دنیا] وجود دارد؟!///و هر که را خدا [به کیفر کبر و عنادش] گمراه کند، او را پس از خدا هیچ سرپرست و یاوری نخواهد بود؛ و ستمکاران را [روز قیامت] می‌بینی چون عذاب را ببینند، می‌گویند: آیا راهی به سوی بازگشت [به دنیا] وجود دارد؟!///هر کس را که خدا گمراه کند از آن پس هیچ دوستى نخواهد داشت. و ظالمان را مى‌بینى که چون عذاب را بنگرند، مى‌گویند: آیا ما را راه بازگشتى هست؟///و هر که را خدا بى‌راه گذارد، از آن پس او را غیر از خدا یار و یاورى نخواهد بود. و ظالمان را مى‌بینى که چون عذاب را ببینند گویند: آیا راهى براى بازگشتن [به دنیا] وجود دارد///و هر که را خدا بى‌راه گذارد، پس از او یار [و یاور] ى نخواهد داشت، و ستمگران را مى‌بینى که چون عذاب را بنگرند مى‌گویند: «آیا راهى براى برگشتن [به دنیا] هست؟»///و هر که را خدا [به کیفر کردارش] گمراه کند، پس بعد از آن، هیچ یاورى نخواهد داشت، و ستمگران را خواهى دید که چون عذاب الهى را ببینند، مى‌گویند: «آیا راهى براى بازگشت [به دنیا] وجود دارد؟»///و هر که را خدا به گمراهی خود واگذارد دیگر هیچ کس پس از خدا یار و یاور او نیست. و ستمکاران را بنگری که چون عذاب (قیامت) را به چشم ببینند در آن حال گویند: آیا راهی به بازگشت (به دنیا) برای ما هست؟///و هرکس خداوند بیراهش گذارد، دیگر پس از او سروری ندارد، و ستمکاران [مشرک‌] را بینی که چون عذاب را بنگرند، گویند آیا راهی برای بازگشت [به دنیا] هست‌///کسی را که خدا گمراه کند، ولی و یاوری جز او نخواهد داشت؛ و ظالمان را (روز قیامت) می‌بینی هنگامی که عذاب الهی را مشاهده می‌کنند میگویند: «آیا راهی به سوی بازگشت (و جبران) وجود دارد؟!»///و آن را که گمراه سازد خدا نباشدش دوستی پس از او و بینی ستمگران را گاهی که بینند عذاب را گویند آیا هست بسوی بازگشت راهی‌///و هر که را خدا بی‌راه کند، برای او هیچ سرپرستی پس از او نیست. و ستمگران را می‌بینی که چون عذاب را بنگرند گویند: «آیا راهی برای بازگشت (به دنیا) هست‌؟» quran_en_fa And thou wilt see them brought forward to the (Penalty), in a humble frame of mind because of (their) disgrace, (and) looking with a stealthy glance. And the Believers will say: "Those are indeed in loss, who have given to perdition their own selves and those belonging to them on the Day of Judgment. Behold! Truly the Wrong-doers are in a lasting Penalty!" و آنان را می‌بینی که بر آتش عرضه می‌شوند، [در حالی که از شدت رسوایی سرافکنده‌اند] زیر چشمی به آن می‌نگرند. و اهل ایمان می‌گویند: یقینا زیانکاران کسانی هستند که روز قیامت سرمایه وجود خود و کسانشان را تباه کرده‌اند. آگاه باشید! مسلما ستمکاران در عذابی پایدار و جاودانه‌اند.///و آنان را می‌بینی که بر آتش عرضه می‌شوند، [در حالی که از شدت رسوایی سرافکنده‌اند] زیر چشمی به آن می‌نگرند. و اهل ایمان می‌گویند: یقینا زیانکاران کسانی هستند که روز قیامت سرمایه وجود خود و کسانشان را تباه کرده‌اند. آگاه باشید! مسلما ستمکاران در عذابی پایدار و جاودانه‌اند.///آنها را مى‌بینى که به جهنم مى‌برند. ترسان و ذلیل از گوشه چشم نگاهى دزدیده مى‌کنند. کسانى که ایمان آورده بودند مى‌گویند: اینان خود و کسانشان را در روز قیامت بر باد دادند. آگاه باش که ستمکاران در عذاب دایم خواهند بود.///و آنان را مى‌بینى که بر آن [آتش‌] عرضه مى‌شوند، در حالى که از ذلت و زبونى فروتن شده و زیر چشمى مى‌نگرند، و کسانى که ایمان آورده‌اند گویند: همانا زیانکاران [واقعى‌] کسانى هستند که روز قیامت خویشتن و کسان خود را دچار زیان کردند. آگاه باش که ظالمان [آن///آنان را مى‌بینى [که چون‌] بر [آتش‌] عرضه مى‌شوند، از [شدت‌] زبونى، فروتن شده‌اند: زیرچشمى مى‌نگرند. و کسانى که گرویده‌اند مى‌گویند: «در حقیقت، زیانکاران کسانى‌اند که روز قیامت خودشان و کسانشان را دچار زیان کرده‌اند.» آرى، ستمکاران در عذابى پایدارند.///و آنان را مى‌بینى که بر آتش عرضه مى‌شوند، و در حالى که از شدت رسوایى سرافکنده‌اند، از گوشه چشم پنهانی مى‌نگرند. و کسانى که ایمان آورده‌اند، می‌گویند: «زیانکاران کسانى هستند که روز قیامت، خود و کسانشان را باخته‌اند.» بدانید که ستمگران در عذابى پایدارند.///و آن ظالمان را بنگری که به دوزخشان متوجه گردانند و آنها با ترس و ذلت از گوشه چشم (بر آتش دوزخ) می‌نگرند و در آن حال مؤمنان (ایمن و شادان) گویند: آری، زیانکاران آنان هستند که نفوس خود و اهل بیت خود را در امروز قیامت به زیان عذاب انداخته‌اند. الا (ای مردم) بدانید که ستمکاران عالم به عذاب ابدی گرفتارند.///و آنان را بینی که بر آن [آتش دوزخ‌] عرضه دارندشان، از خواری زبونند، و به گوشه چشم نیم گشاده می‌نگرند، و مؤمنان گویند بی‌گمان زیانکاران کسانی هستند که در روز [حساب و] قیامت به خویشتن و خانواده خویش زیان زده‌اند، بدانید که ستمکاران [مشرک‌] در عذابی پاینده‌اند///و آنها را می‌بینی که بر آتش عرضه می‌شوند در حالی که از شدت مذلت خاشعند و زیر چشمی (به آن) نگاه می‌کنند؛ و کسانی که ایمان آورده‌اند می‌گویند: «زیانکاران واقعی آنانند که خود و خانواده خویش را روز قیامت از دست داده‌اند؛ آگاه باشید که ظالمان (آن روز) در عذاب دائمند!»///و بینی ایشان را عرض شوند بر آن سرافکندگان از خواری بنگرند از گوشه چشم نهانی و گفتند آنان که ایمان آوردند زیانکاران آنانند که زیان کردند خویش و خاندان خویش را روز رستاخیز همانا ستمگرانند هر آینه در عذابی پایدار///و آنان را در حالت ذلت و فروتنی می‌بینی (که) بر آتش نمایش داده می‌شوند، در حالی‌که زیر چشمی می‌نگرند. و کسانی که گرویدند گفتند: «زیانکاران - بی‌گمان - کسانی‌اند که روز قیامت خودهاشان و کسانشان را زیان کرده‌اند.» هان! ستمکاران همواره در عذابی پایدارند. quran_en_fa And no protectors have they to help them, other than Allah. And for any whom Allah leaves to stray, there is no way (to the Goal). و در برابر خدا برای آنان سرپرستان و یاورانی که یاریشان دهد نخواهد بود؛ و هر که را خدا گمراه کند، او را هیچ راهی [به سوی نجات و سعادت] نیست.///و در برابر خدا برای آنان سرپرستان و یاورانی که یاریشان دهد نخواهد بود؛ و هر که را خدا گمراه کند، او را هیچ راهی [به سوی نجات و سعادت] نیست.///جز خدا یار و مددکارى ندارند و هر کس را که خدا گمراه کند هیچ راهى برایش نیست.///و براى آنها دوستان و یاورانى نخواهد بود که ایشان را در مقابل خدا یارى کنند. و هر که را خدا بى‌راه گذارد، هیچ راه [نجاتى‌] براى او نخواهد بود///و جز خدا براى آنان دوستانى [دیگر] نیست که آنها را یارى کنند، و هر که را خدا بى‌راه کذارد هیچ راهى براى او نخواهد بود.///و هیچ سرورى ندارند که به جای خداوند یاریشان کند. و هر کس را که خداوند [به خاطر کردارش] گمراه کند، پس براى او هیچ راه [نجاتى] نیست.///و آنها را غیر خدا هیچ یار و یاوری نباشد که یاریشان دهند. و هر که را خدا به گمراهی واگذارد دیگر هیچ راه نجاتی بر او نخواهد بود.///و آنان را دوستانی نیست که در برابر خداوند یاریشان کنند، و هرکس که خداوند بیراهش گذارد، او را راهی نیست‌///آنها جز خدا اولیا و یاورانی ندارند که یاریشان کنند؛ و هر کس را خدا گمراه سازد، هیچ راه نجاتی برای او نیست!///و نبودشان دوستانی که یاریشان کنند جز خدا و آن را که گمراه سازد خدا پس نیستش راهی‌///و جز خدا برای آنان اولیای دیگری نبوده (که) یاریشان کنند. و هر کس را خدا بی‌راه گذارد پس‌هیچ راهی برای او نیست. quran_en_fa Hearken ye to your Lord, before there come a Day which there will be no putting back, because of (the Ordainment of) Allah! that Day there will be for you no place of refuge nor will there be for you any room for denial (of your sins)! پیش از آنکه روزی فرا رسد که از سوی خدا هیچ بازگشتی برای آن نیست، پروردگارتان را اجابت کنید، آن روز برای شما هیچ پناه گاهی و هیچ راه انکاری [نسبت به اعمالی که مرتکب شده‌اید] وجود ندارد؛///پیش از آنکه روزی فرا رسد که از سوی خدا هیچ بازگشتی برای آن نیست، پروردگارتان را اجابت کنید، آن روز برای شما هیچ پناه گاهی و هیچ راه انکاری [نسبت به اعمالی که مرتکب شده‌اید] وجود ندارد؛///پیش از آنکه روزى بیاید که از جانب خدا بازگشتى ندارد، به پروردگارتان پاسخ قبول دهید. در آن روز نه پناهى خواهید داشت و نه کسى از شما دفاعى تواند کرد.///[دعوت‌] پروردگارتان را اجابت کنید پیش از آن که روزى فرا رسد که از جانب خدا بازگشتى براى [تحقق‌] آن نیست. آن روز براى شما نه پناهگاهى است و نه برایتان [مجال‌] انکار و دفاعى///پیش از آنکه روزى فرا رسد که آن را از جانب خدا برگشتى نباشد، پروردگارتان را اجابت کنید. آن روز نه براى شما پناهى و نه برایتان [مجال‌] انکارى هست.///پروردگارتان را اجابت کنید، پیش از آن که روزى فرارسد که آن را از جانب خداوند بازگشتى نباشد. در آن روز هیچ پناهگاهى براى شما نیست، و هیچ قدرت انکار نخواهید داشت.///(بندگان غافل) دعوت خدای خود را اجابت کنید پیش از آنکه بیاید روزی که نه از (قهر) خدا راه نجاتی یابید و نه ملجأ و پناهی دارید و نه کسی از شما دفاع و انکاری تواند کرد.///ندای پروردگارتان را، پیش از آنکه روزی بیاید که در برابر امر الهی بازگشتی نداشته باشد، بپذیرید، در چنین روزی شما را پناهگاهی نیست، و شما را مجال انکاری نیست‌///اجابت کنید دعوت پروردگار خود را پیش از آنکه روزی فرا رسد که بازگشتی برای آن در برابر اراده خدا نیست؛ و در آن روز، نه پناهگاهی دارید و نه مدافعی!///بپذیرید از پروردگار خود پیش از آنکه بیاید روزی که نیستش بازگشتی از خدا نیست شما را پناهگاهی آن روز و نیستتان برابری کردن‌///پیش از آنکه روزی فرا رسد (که) از جانب خدا برگشتی ندارد، پروردگارتان را به‌راستی اجابت کنید. در آن هنگام (و هنگامه) نه برای شما بازگشت و پناهی و نه برایتان (مجال) هیچ (انگار و) انکاری است. quran_en_fa If then they run away, We have not sent thee as a guard over them. Thy duty is but to convey (the Message). And truly, when We give man a taste of a Mercy from Ourselves, he doth exult thereat, but when some ill happens to him, on account of the deeds which his hands have sent forth, truly then is man ungrateful! پس اگر [از دعوتت] روی برگردانند [اندوهگین مباش] ما تو را بر آنان نگهبان و مراقب نفرستاده‌ایم [تا آنان را به اجبار در دایره هدایت قرار دهی]، جز رساندن [پیام وحی] بر عهده تو نیست، و هنگامی که ما از سوی خود رحمتی [چون سلامت، امنیت و ثروت] به انسان بچشانیم، به آن سرمست و مغرور می‌شود، و اگر به سبب گناهانی که مرتکب شده‌اند آسیبی به آنان رسد [رحمت حق را فراموش می‌کنند]، بی تردید انسان بسیار ناسپاس است.///پس اگر [از دعوتت] روی برگردانند [اندوهگین مباش] ما تو را بر آنان نگهبان و مراقب نفرستاده‌ایم [تا آنان را به اجبار در دایره هدایت قرار دهی]، جز رساندن [پیام وحی] بر عهده تو نیست، و هنگامی که ما از سوی خود رحمتی [چون سلامت، امنیت و ثروت] به انسان بچشانیم، به آن سرمست و مغرور می‌شود، و اگر به سبب گناهانی که مرتکب شده‌اند آسیبی به آنان رسد [رحمت حق را فراموش می‌کنند]، بی تردید انسان بسیار ناسپاس است.///اگر اعراض کنند، تو را نفرستاده‌ایم که نگهبانشان باشى. بر تو جز تبلیغ رسالت هیچ نیست. و ما چون به انسان از رحمت خود بچشانیم شادمان مى‌گردد، و اگر به خاطر کارهایى که کرده است ناروایى بدو رسد ناسپاسى مى‌کند.///پس اگر روى برتافتند، ما تو را نفرستادیم که نگهبانشان باشى. بر تو جز تبلیغ [رسالت، چیزى‌] نیست. و به راستى ما چون به انسان رحمتى از جانب خود بچشانیم، بدان شاد [و سرمست‌] گردد، و اگر به سزاى کارى که پیش فرستاده‌اند بدیشان گزندى رسد [این جاست که‌] انسا///پس اگر روى برتابند، ما تو را بر آنان نگهبان نفرستاده‌ایم. بر عهده تو جز رسانیدن [پیام‌] نیست، و ما چون رحمتى از جانب خود به انسان بچشانیم، بدان شاد و سرمست گردد، و چون به [سزاى‌] دستاورد پیشین آنها، به آنان بدى رسد، انسان ناسپاسى مى‌کند.///پس اگر روى گرداندند، [غمگین مباش!] ما تو را بر آنان نگهبان نفرستادیم، [تا آنان را به ایمان وادارى.] تنها رساندن پیام، بر [عهده‌ی] توست. و البته هرگاه از جانب خود رحمتى به انسان بچشانیم، به آن شاد و سرمست می‌شود، و اگر به خاطر دستاوردشان، بلایى به آنان برسد، [نعمت‌ها را فراموش مى‌کنند. چرا] که انسان بسیار ناسپاس است.///(ای رسول، تو این آیات قیامت را بر خلق برسان) پس اگر باز اعراض کردند دیگر تو را نگهبان آنها نفرستادیم، بر تو جز ابلاغ رسالت تکلیفی نیست، و ما چون به انسان (بی‌صبر کم ظرف) از لطف و رحمت خود بهره‌ای بخشیم بدان شاد شود و اگر به کیفر کردار خود رنج و عذابی به آنان رسد آدمی سخت راه کفران پوید.///پس اگر رویگردان شدند بدان که تو را نگهبان ایشان نفرستاده‌ایم، بر تو جز پیام‌رسانی نیست، و ما چون از جانب خویش به انسان رحمتی بچشانیم، به آن شاد شود، و اگر به خاطر کار و کردار پیشینشان به ایشان بلایی رسد، آنگاه است که انسان ناسپاس است‌///و اگر روی‌گردان شوند (غمگین مباش)، ما تو را حافظ آنان (و مأمور اجبارشان) قرار نداده‌ایم؛ وظیف‌ه تو تنها ابلاغ رسالت است! و هنگامی که ما رحمتی از سوی خود به انسان بچشانیم به آن دلخوش می‌شود، و اگر بلایی بخاطر اعمالی که انجام داده‌اند به آنها رسد (به کفران می‌پردازند)، چرا که انسان بسیار کفران‌کننده است!///پس اگر روی برتافتند همانا نفرستادیمت بر ایشان نگهبانی نیست بر تو جز رسانیدن و ما هر گاه چشانیم انسان را از خود رحمتی شادمان شود بدان و اگر رسدشان بدی بدانچه پیش آورده است دستهای ایشان همانا انسان است بسی ناسپاس‌///پس اگر روی برتابند، ما تو را بر آنان (به عنوان) نگهبان نفرستاده‌ایم (و) بر عهده‌ی تو جز رسانیدن پیام رسا‌ (ی رسالتی) نیست‌. و ما همواره چون رحمتی از جانب خود به انسان بچشانیم، بدان شاد (و سرمست) گردد و چون به (سزای) دستاورد پیش‌‌فرستاده‌شان به آنان بدی در رسد، انسان بی‌گمان پس از آن ناسپاس و کفران‌کننده است. quran_en_fa To Allah belongs the dominion of the heavens and the earth. He creates what He wills (and plans). He bestows (children) male or female according to His Will (and Plan), مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره خداست، هر چه را بخواهد می‌آفریند، به هر کس بخواهد دختر عطا می‌کند و به هر کس بخواهد پسر می‌بخشد؛///مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره خداست، هر چه را بخواهد می‌آفریند، به هر کس بخواهد دختر عطا می‌کند و به هر کس بخواهد پسر می‌بخشد؛///از آن خداست فرمانروایى آسمانها و زمین. هر چه بخواهد مى‌آفریند. به هر که بخواهد دختر مى‌بخشد و به هر که بخواهد پسر مى‌بخشد.///فرمانروایى آسمان‌ها و زمین از آن اوست، هر چه بخواهد مى‌آفریند، به هر که خواهد دخترانى مى‌بخشد و هر که را خواهد پسرانى مى‌دهد///فرمانروایى [مطلق‌] آسمانها و زمین از آن خداست؛ هر چه بخواهد مى‌آفریند؛ به هر کس بخواهد فرزند دختر و به هرکس بخواهد فرزند پسر مى‌دهد.///فرمانروایى آسمان‌ها و زمین مخصوص خداست. هر چه بخواهد، مى‌آفریند. به هر که بخواهد، فرزند دختر مى‌بخشد، و به هر کس بخواهد، فرزند پسر.///تنها خدا راست ملک آسمانها و زمین، هر چه بخواهد می‌آفریند، به هر که خواهد فرزندان اناث (دختر) و به هر که خواهد فرزندان ذکور (پسر) عطا می‌کند.///فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداوند است، هر چه می‌خواهد می‌آفریند، به هرکس که خواهد [فرزند] دختر بخشد، و به هرکس که خواهد [فرزند] پسر///مالکیت و حاکمیت آسمانها و زمین از آن خداست؛ هر چه را بخواهد می‌آفریند؛ به هر کس اراده کند دختر می‌بخشد و به هر کس بخواهد پسر،///خدا را است پادشاهی آسمانها و زمین بیافرد هر چه خواهد ببخشد هر که را خواهد مادگانی و ببخشد بدانکه خواهد نران‌///فرمانروایی (مطلق) آسمان‌ها و زمین تنها از خداست‌؛ هر چه بخواهد می‌آفریند؛ برای‌هر کس بخواهد فرزند دختر و برای هرکس بخواهد فرزند پسر می‌بخشد. quran_en_fa Or He bestows both males and females, and He leaves barren whom He will: for He is full of Knowledge and Power. یا پسران و دختران را با هم به آنان می‌دهد و هر که را بخواهد نازا می‌کند؛ یقینا او دانا و تواناست.///یا پسران و دختران را با هم به آنان می‌دهد و هر که را بخواهد نازا می‌کند؛ یقینا او دانا و تواناست.///و یا هم پسر دهد و هم دختر. و هر کس را بخواهد عقیم مى‌گرداند، زیرا او دانا و تواناست.///یا [اگر بخواهد] آنها را پسران و دختران [هر دو را] مى‌دهد، و هر که را بخواهد نازا مى‌کند. به راستى او داناى تواناست///یا آنها را پسر [ان‌] و دختر [انى‌] توأم با یکدیگر مى‌گرداند، و هر که را بخواهد عقیم مى‌سازد. اوست داناى توانا.///یا پسران و دختران را با هم مى‌دهد. و هر که را بخواهد، نازا مى‌گذارد. همانا اوست داناى توانا.///یا در یک رحم فرزندان پسر و دختر قرار می‌دهد، و هر که را خواهد عقیم (نازا) می‌گرداند، که او (به صلاح خلق) دانا و (به هر چه خواهد) تواناست.///یا به آنان هم پسر و هم دختر دهد، و هرکس را که خواهد سترون گرداند، که او دانای تواناست‌///یا (اگر بخواهد) پسر و دختر -هر دو- را برای آنان جمع میکند و هر کس را بخواهد عقیم می‌گذارد؛ زیرا که او دانا و قادر است.///یا جفت کندشان نرانی و مادگانی و بگرداند هر که را خواهد نازا همانا او است دانای توانا///یا برایشان پسران و دخترانی (توأمان) با یکدیگر می‌گرداند و هر که را بخواهد عقیم می‌سازد و همواره اوست بسی دانای بسیار توانا. quran_en_fa It is not fitting for a man that Allah should speak to him except by inspiration, or from behind a veil, or by the sending of a messenger to reveal, with Allah's permission, what Allah wills: for He is Most High, Most Wise. هیچ بشری را نسزد که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب غیب یا رسولی [چون فرشته] می‌فرستد؛ پس فرشته به اذن او آنچه را بخواهد وحی می‌کند؛ یقینا او بلند مرتبه و حکیم است.///هیچ بشری را نسزد که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب غیب یا رسولی [چون فرشته] می‌فرستد؛ پس فرشته به اذن او آنچه را بخواهد وحی می‌کند؛ یقینا او بلند مرتبه و حکیم است.///هیچ بشرى را نرسد که خدا جز به وحى یا از آن سوى پرده، با او سخن گوید. یا فرشته‌اى مى‌فرستد تا به فرمان او هر چه بخواهد به او وحى کند. او بلند پایه و حکیم است.///و هیچ بشرى را نرسد که خدا با او سخن بگوید جز [از راه‌] وحى یا از فراسوى حجابى، یا رسولى بفرستد که به اذن او هر چه بخواهد وحى کند. همانا او والا مقام حکیم است///و هیچ بشرى را نرسد که خدا با او سخن گوید جز [از راه‌] وحى یا از فراسوى حجابى، یا فرستاده‌اى بفرستد و به اذن او هر چه بخواهد وحى نماید. آرى، اوست بلندمرتبه سنجیده‌کار.///و هیچ بشرى را یارای آن نیست که خداوند با او سخن بگوید، مگر [از طریق] وحى [مستقیم]، یا از پس پرده و حجاب، یا آن که فرستاده‌اى [از فرشتگان] می‌فرستد، پس به اذن او هر چه بخواهد، وحى می‌کند. همانا او والامرتبه و فرزانه است.///و هیچ بشری را یارای آن نباشد که خدا با او سخن گوید مگر به وحی (و الهام خدا) یا از پس پرده غیب عالم (و حجاب ملکوت جهان) یا رسولی (از فرشتگان عالم بالا) فرستد تا به امر خدا هر چه او خواهد وحی کند، که او خدای بلند مرتبه حکیم است.///و هیچ بشری را نرسد که خداوند با او سخن گوید مگر از راه وحی، یا از پشت پرده‌ای، یا فرشته‌ای بفرستد و آنچه می‌خواهد به اذن خویش وحی کند که او بلندمرتبه فرزانه است‌///و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی می‌فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی می‌کند؛ چرا که او بلندمقام و حکیم است!///و نبوده است بشری را که سخن گویدش خدا مگر سروشی یا از پشت پرده یا فرستد پیکی پس وحی کند به دستورش آنچه خواهد همانا او است فرازنده حکیم‌///و هیچ بشری را نرسیده است که خدا با او سخن گوید، جز به وحی، بدون پرده و حجاب یا از فراسوی حجابی. یا فرستاده‌ای بفرستد و به اذن او هر چه بخواهد وحی کند. به‌راستی اوست بلندمرتبه‌ا‌ی سنجیده‌کار. quran_en_fa And thus have We, by Our Command, sent inspiration to thee: thou knewest not (before) what was Revelation, and what was Faith; but We have made the (Qur'an) a Light, wherewith We guide such of Our servants as We will; and verily thou dost guide (men) to the Straight Way,- و همان گونه [که بر پیامبران پیشین وحی کردیم] روحی را [چون قرآن] از امر خود به تو وحی کردیم. تو [پیش از این] نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست؟ ولی آن [کتاب] را نوری قرار دادیم که هر کس از بندگانمان را بخواهیم به وسیله آن هدایت می‌کنیم؛ بی تردید تو [مردم را] به راهی راست هدایت می‌نمایی.///و همان گونه [که بر پیامبران پیشین وحی کردیم] روحی را [چون قرآن] از امر خود به تو وحی کردیم. تو [پیش از این] نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست؟ ولی آن [کتاب] را نوری قرار دادیم که هر کس از بندگانمان را بخواهیم به وسیله آن هدایت می‌کنیم؛ بی تردید تو [مردم را] به راهی راست هدایت می‌نمایی.///همچنین کلام خود را به فرمان خود به تو وحى کردیم. تو نمى‌دانستى کتاب و ایمان چیست. ولى ما آن را نورى ساختیم تا هر یک از بندگانمان را که بخواهیم بدان هدایت کنیم و تو به راه راست راه مى‌نمایى،///و همین گونه ما روحى از امر خود را [به صورت قرآن‌] به تو وحى کردیم، [و گر نه‌] تو نمى‌دانستى کتاب چیست و ایمان کدام است؟ ولى ما آن را نورى ساختیم که هر یک از بندگان خود را که بخواهیم به وسیله آن هدایت مى‌کنیم، و بى‌تردید تو [مردم را] به راه راست هدای///وهمین گونه، روحى از امر خودمان به سوى تو وحى کردیم. تو نمى‌دانستى کتاب چیست و نه ایمان [کدام است؟] ولى آن را نورى گردانیدیم که هر که از بندگان خود را بخواهیم به وسیله آن راه مى‌نماییم، و به راستى که تو به خوبى به راه راست هدایت مى‌کنى.///و بدین­گونه ما روحى از فرمان خویش را به تو وحى کردیم. تو نمی­دانستی کتاب و ایمان چیست، ولى ما آن را نورى قرار دادیم که هر کس از بندگانمان را بخواهیم، [و شایسته بدانیم،] با آن هدایت می‌کنیم. و همانا تو به راه راست هدایت مى‌کنى.///و همین گونه ما روح (و فرشته بزرگ) خود را به فرمان خویش (برای وحی) به تو فرستادیم، تو از آن پیش که وحی بر تو رسد نه دانستی کتاب (خدا) چیست و نه فهم کردی که راه ایمان و شرع کدام است و لیکن ما آن (کتاب و شرع) را نور (وحی و معرفت) گردانیدیم که هر کس از بندگان خود را بخواهیم به آن نور هدایت می‌کنیم و اینک تو (که به نور وحی ما هدایت یافتی خلق را) به راه راست هدایت خواهی کرد.///و بدین‌سان [پیام و کتاب‌] روحبخشی از امر خویش به تو وحی کردیم، و تو پیشتر نمی‌دانستی کتاب چیست و ایمان چیست؟ ولی آن را همچون نوری گرداندیم که هرکس را از بندگان خویش که بخواهیم با آن هدایت می‌کنیم و بی‌گمان تو به راهی راست هدایت می‌کنی‌///همان گونه (که بر پیامبران پیشین وحی فرستادیم) بر تو نیز روحی را بفرمان خود وحی کردیم؛ تو پیش از این نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست (و از محتوای قرآن آگاه نبودی)؛ ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بوسیله آن هر کس از بندگان خویش را بخواهیم هدایت می‌کنیم؛ و تو مسلما به سوی راه راست هدایت می‌کنی.///و بدینسان وحی فرستادیم بسوی تو روحی (روانی) را از امر ما نبودی بدانی چیست کتاب و نه ایمان و لیکن گردانیدیمش تابشی که رهبری کنیم بدان هر که را خواهیم از بندگان خود و همانا تو راهنمائی کنی بسوی راهی راست‌///وهمین‌گونه (جهان‌شمول و پایدار) از امر خودمان سوی تو روحی (جان‌فزا) وحی کردیم. تو نمی‌دانسته‌ای نه (این) کتاب و نه (این) ایمان چیست‌؟ ولی آن را نوری گردانیدیم که هر که از بندگان خود را بخواهیم با آن راه می‌نماییم. و به‌راستی تو همواره سوی راهی راست هدایت می‌کنی. quran_en_fa The Way of Allah, to Whom belongs whatever is in the heavens and whatever is on earth. Behold (how) all affairs tend towards Allah! راه آن خدایی که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست. آگاه باشید! که همه امور به سوی خدا بازمی گردد.///راه آن خدایی که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی اوست. آگاه باشید! که همه امور به سوی خدا بازمی گردد.///راه آن خدایى که از آن اوست هر چه در آسمانها و زمین است. آگاه باشید که همه کارها به خدا باز مى‌گردد.///راه خدایى که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن اوست. آگاه باش که کارها به خدا باز مى‌گردد///راه همان خدایى که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست. هش‌دار که [همه‌] کارها به خدا بازمى‌گردد.///راه خداوندى که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، از آن اوست. بدانید که همه‌ی امور به سوى خدا بازمى‌گردد.///یعنی به راه خدا همان خدایی که هر چه در آسمانها و زمین است همه ملک اوست، الا بدانید که رجوع تمام امور (عالم آفرینش) به سوی خداست.///راه خداوندی که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، او راست، بدانید که کارها به سوی خداوند باز می‌گردد///راه خداوندی که تمامی آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست؛ آگاه باشید که همه کارها تنها بسوی خدا بازمی‌گردد!///راه خدائی که او را است آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همانا بسوی خدا بازگردند کارها///راه (همان) خدایی که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است تنها از آن اوست. هان! همه‌ی کارها و (همه‌ی) چیزها تنها سوی خدا بازمی‌گردند. quran_en_fa Ha-Mim حم///حم///حا، میم.///حا، میم///حاء، میم.///حا، میم.///حم (رسول و جانشینانش بر اسرار این حرف آگاهند. یا اشاره به دو اسم حمید و مجید خداست)///حم [حا میم‌]///حم.///حم‌///حم. quran_en_fa By the Book that makes things clear,- سوگند به [این] کتاب روشنگر///سوگند به [این] کتاب روشنگر///سوگند به این کتاب روشنگر.///سوگند به [این‌] کتاب روشنگر///سوگند به کتاب روشنگر.///به کتاب روشنگر سوگند!///قسم به این کتاب روشن بیان.///سوگند به کتاب روشنگر///سوگند به کتاب مبین (و روشنگر)،///سوگند به کتاب آشکار///سوگند به (این) کتاب روشنگر. quran_en_fa We have made it a Qur'an in Arabic, that ye may be able to understand (and learn wisdom). که ما آن را [به زبان] عربی [فصیح و گویا] قرار دادیم تا [در آن] تعقل کنند؛///که ما آن را [به زبان] عربی [فصیح و گویا] قرار دادیم تا [در آن] تعقل کنند؛///ما این کتاب را قرآنى عربى قرار دادیم، باشد که به عقل دریابید.///همانا ما آن را قرآنى عربى کردیم، باشد که تعقل کنید///ما آن را قرآنى عربى قرار دادیم، باشد که بیندیشید.///ما آن را قرآنى [فصیح و] عربى قرار دادیم، باشد که در آن بیندیشید.///که ما آن را قرآنی به لسان فصیح عربی مقرر داشتیم تا مگر شما (بندگان در فهم آن) عقل و فکرت کار بندید.///ما آن را به هیئت قرآنی عربی پدید آورده‌ایم، باشد که تعقل کنید///که ما آن را قرآنی فصیح و عربی قرار دادیم، شاید شما (آن را) درک کنید!///که ما گردانیدیمش قرآنی عربی شاید شما بخرد یابید///ما بی‌گمان آن را قرآنی روشن‌‌بیان نهادیم، شاید شما عقل‌هاتان را به کار گیرید. quran_en_fa And verily, it is in the Mother of the Book, in Our Presence, high (in dignity), full of wisdom. و همانا که آن در ام الکتاب [که لوح محفوظ است] نزد ما بلند مرتبه و حکیم است.///و همانا که آن در ام الکتاب [که لوح محفوظ است] نزد ما بلند مرتبه و حکیم است.///و آن در ام‌الکتاب است در نزد ما؛ کتابى ارجمند و حکمت‌آمیز.///و همانا آن در ام الکتاب (لوح محفوظ) نزد ما تحقیقا متعالى و پرحکمت است///و همانا که آن در کتاب اصلى [=لوح محفوظ] به نزد ما سخت والا و پر حکمت است.///وآن درام الکتاب، [لوح محفوظ،] نزد ما، بلندمرتبه و حکمت‌آمیز و استوار است.///و همانا این کتاب نزد ما در لوح محفوظ که اصل مخزن کتب آسمانی است بسی بلند پایه و محکم اساس است.///و آن بلندمرتبه و حکمت‌آمیز است و در ام‌الکتاب در نزد ماست‌///و آن در «ام‌الکتاب» [= لوح محفوظ] نزد ما بلندپایه و استوار است!///و همانا آن است در مادر کتاب نزد ما فرازنده حکیم‌///و همواره این (قرآن)، در کتاب اصلی (علم ربانی) نزد ما بسی والا و پر حکمت و فشرده است. quran_en_fa Shall We then take away the Message from you and repel (you), for that ye are a people transgressing beyond bounds? آیا برای اینکه شما قومی اسراف کارید، قرآن را از شما دور کنیم و بازگردانیم؟! [نه این کار را نمی‌کنیم تا بندگانمان از هدایت محروم نشوند.]///آیا برای اینکه شما قومی اسراف کارید، قرآن را از شما دور کنیم و بازگردانیم؟! [نه این کار را نمی‌کنیم تا بندگانمان از هدایت محروم نشوند.]///آیا بدان سبب که مردمى گزافکار هستید، از شما اعراض کنیم و قرآن را از شما دریغ داریم؟///آیا به سبب این که شما قومى گزافکارید، قرآن را از شما باز مى‌گیریم [و از هدایت شما منصرف شویم؟///آیا به [صرف‌] اینکه شما قومى منحرفید [باید] قرآن را از شما باز داریم؟///آیا از آن رو که شما گروهى اسراف‌کارید، ما قرآن را از شما بازگیریم؟///آیا ما از متذکر ساختن شما (به قرآن) چون (به انکار آن) بر خویش ستم می‌کنید صرف نظر کنیم؟///آیا به خاطر آنکه شما قومی گزافکار هستید، پند [قرآن‌] را از شما باز داریم؟///آیا این ذکر [= قرآن‌] را از شما بازگیریم بخاطر اینکه قومی اسرافکارید؟!///آیا می‌زنیم از شما ذکر را (یادآوری را) کناری که شمائید قومی فزونی‌جویان‌///آیا پس به (صرف) اینکه شما قومی مسرف بوده‌اید (باید) این یادواره را از شما باز داریم‌؟ quran_en_fa But how many were the prophets We sent amongst the peoples of old? و چه بسیار پیامبرانی که در میان پیشینیان [که مردمی اسراف کار بودند] فرستادیم [و به سبب اسرافشان از فرستادن پیامبر دریغ نکردیم؛]///و چه بسیار پیامبرانی که در میان پیشینیان [که مردمی اسراف کار بودند] فرستادیم [و به سبب اسرافشان از فرستادن پیامبر دریغ نکردیم؛]///به میان پیشینیان پیامبران بسیارى فرستادیم.///و چه بسیار پیامبرانى که در میان گذشتگان فرستادیم///و چه بسا پیامبرانى که در [میان‌] گذشتگان روانه کردیم.///و چه بسیار پیامبرانى که در میان پیشینیان فرستادیم.///و چقدر پیمبرانی در اقوام پیشین (برای هدایت خلق) فرستادیم.///و چه بسیار پیامبر در میان پیشینیان فرستاده‌ایم‌///چه بسیار پیامبرانی که (برای هدایت) در میان اقوام پیشین فرستادیم؛///و بسا فرستادیم پیمبری در پیشینیان‌///و چه بسیار پیامبرانی بزرگ (که‌) در (میان) پیشینیان روانه کردیم. quran_en_fa And never came there a prophet to them but they mocked him. ولی هیچ پیامبری به سوی آنان نیامد مگر اینکه او را همواره مسخره می‌کردند.///ولی هیچ پیامبری به سوی آنان نیامد مگر اینکه او را همواره مسخره می‌کردند.///و هیچ پیامبرى بر آنها مبعوث نمى‌شد مگر آنکه مسخره‌اش مى‌کردند.///و هیچ پیامبرى سوى ایشان نمى‌آمد مگر این که او را استهزا مى‌کردند///و هیچ پیامبرى به سوى ایشان نیامد، مگر اینکه او را به ریشخند مى‌گرفتند.///و هر پیامبرى به سراغشان مى‌آمد، او را مسخره مى‌کردند.///و بر مردم هیچ رسولی نمی‌آمد جز آنکه او را به مسخره (و انکار) می‌گرفتند.///و هیچ پیامبری به نزد آنان نیامد مگر آنکه او را ریشخند کردند///ولی هیچ پیامبری به سوی آنها نمی‌آمد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند.///و نمی‌آمدشان پیمبری جز آنکه بودند بدو مسخره‌کنان‌///و هیچ پیامبر بزرگی سوی ایشان نیاید، مگر اینکه او را به مسخره می‌گرفته‌اند. quran_en_fa So We destroyed (them)- stronger in power than these;- and (thus) has passed on the Parable of the peoples of old. پس ما نیرومندتر از این اسراف کاران [زمان تو] را هلاک کردیم و سرگذشت پیشینیان [هلاک شده، در سوره‌های دیگر قرآن] گذشت.///پس ما نیرومندتر از این اسراف کاران [زمان تو] را هلاک کردیم و سرگذشت پیشینیان [هلاک شده، در سوره‌های دیگر قرآن] گذشت.///آنها را که از ایشان نیرومندتر بودند هلاک کردیم. و داستان پیشینیان گذشت.///پس نیرومندتر از آنها را به هلاکت رساندیم و داستان [هلاکت‌] پیشینیان گذشت///و نیرومندتر از آنان را به هلاکت رسانیدیم و سنت پیشینیان تکرار شد.///پس ما کسانى را که نیرومندتر از آنان بودند، نابود کردیم، و سرنوشت پیشینیان تکرار شد.///ما هم قوی‌ترین سرکشانشان را هلاک کردیم و شرح حال پیشینیان (برای عبرت مردم) گذشت.///آنگاه دست درازتر از آنان را نابود کردیم، و سرنوشت پیشینیان تکرار شد///ولی ما کسانی را که نیرومندتر از آنها بودند هلاک کردیم، و داستان پیشینیان گذشت.///پس نابود ساختیم سخت‌تر از ایشان را در نیرو (جنگ‌آوری) و گذشت مثل پیشینیان‌///پس حمله‌‌ورتر از اینان را به هلاکت رسانیدیم و همانند (و نماد) پیشینیان گذشته است. quran_en_fa If thou wert to question them, 'Who created the heavens and the earth?' They would be sure to reply, 'they were created by (Him), the Exalted in Power, Full of Knowledge';- و اگر از آنان بپرسی آسمان‌ها و زمین را چه کسی آفریده است؟ قطعا خواهند گفت: آنها را همان توانای شکست ناپذیر و دانا آفرید.///و اگر از آنان بپرسی آسمان‌ها و زمین را چه کسی آفریده است؟ قطعا خواهند گفت: آنها را همان توانای شکست ناپذیر و دانا آفرید.///اگر از آنها بپرسى: چه کسى آسمانها و زمین را آفریده است؟ مى‌گویند: آنها را آن پیروزمند دانا آفریده است.///و اگر از آنها بپرسى: آسمان‌ها و زمین را چه کسى آفرید؟ قطعا مى‌گویند: آنها را آن قادر آگاه آفرید///و اگر از آنان بپرسى: «آسمانها و زمین را چه کسى آفریده؟» قطعا خواهند گفت: «آنها را همان قادر دانا آفریده است.»///و اگر از آنان بپرسى: «چه کسى آسمان‌ها و زمین را آفرید؟» خواهند گفت: «آنها را [خداوند] قادر دانا آفریده است.»///و اگر از این کافران بپرسی که آسمانها و زمین را که آفریده؟ البته جواب دهند خدای مقتدر دانا آفریده است.///و اگر از آنان پرسی که آسمانها و زمین را چه کسی آفریده است، بی‌شک گویند خداوند پیروزمند دانا آنها را آفریده است‌///هر گاه از آنان بپرسی: «چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟» مسلما می‌گویند: «خداوند قادر و دانا آنها را آفریده است»!///و اگر پرسیشان که آفریده است آسمانها و زمین را هر آینه گویند آفرید آنها را خدای عزتمند دانا///و بی‌گمان اگر از آنان بپرسی: «آسمان‌ها و زمین را چه کسی آفرید؟» به‌راستی همواره گویند: «خدای عزیز بس دانا آفریدشان.» quran_en_fa (Yea, the same that) has made for you the earth (like a carpet) spread out, and has made for you roads (and channels) therein, in order that ye may find guidance (on the way); همان که این زمین را محل آرامش شما قرار داد و برای شما در آن، راه‌ها پدید آورد تا [به اهداف و مقاصدتان] راه یابید.///همان که این زمین را محل آرامش شما قرار داد و برای شما در آن، راه‌ها پدید آورد تا [به اهداف و مقاصدتان] راه یابید.///آن که زمین را بستر شما ساخت و برایتان راه‌ها در آن پدید آورد، باشد که هدایت شوید.///آن کسى که زمین را بسترى براى شما گردانید و براى شما در آن راه‌ها پدید آورد تا شما راه یابید///همان کسى که این زمین را براى شما گهواره‌اى گردانید و براى شما در آن راهها نهاد، باشد که راه یابید.///همان که زمین را براى شما محل آسایش قرار داد و در آن براى شما راه‌هایى پدید آورد تا شاید راه یابید.///همان خدایی که زمین را مهد آسایش شما بندگان قرار داد و در آن راهها بر (تحصیل امر معاش و معاد) شما پدید آورد تا مگر هدایت یابید.///همان کسی که زمین را آسایشگاه شما ساخت و در آن راههایی پدید آورد باشد که راه یابید///همان کسی که زمین را محل آرامش شما قرار داد، و برای شما در آن راه‌هایی آفرید باشد، که هدایت شوید (و به مقصد برسید)!///آنکه گردانید برای شما زمین را آرامگهی و نهاد برای شما در آن راههائی شاید رهبری شوید///کسی که زمین را برای شما گهواره‌ای گردانید، و برای شما در آن راه‌هایی هموار نهاد؛ شاید راه یابید. quran_en_fa That sends down (from time to time) rain from the sky in due measure;- and We raise to life therewith a land that is dead; even so will ye be raised (from the dead);- و آنکه از آسمان آبی به اندازه نازل کرد، پس به وسیله آن سرزمینی مرده را زنده کردیم، [و] همین گونه [درقیامت از گورها] بیرون آورده می‌شوید؛///و آنکه از آسمان آبی به اندازه نازل کرد، پس به وسیله آن سرزمینی مرده را زنده کردیم، [و] همین گونه [درقیامت از گورها] بیرون آورده می‌شوید؛///و آن که از آسمان آب فرستاد، به اندازه. و بدان سرزمین مرده را زنده کردیم. شما نیز اینچنین از گورها بیرون آورده شوید.///و آن کسى که از آسمان آبى به اندازه فرستاد پس به وسیله آن سرزمین مرده را زنده کردیم، به همین صورت [از قبرها] بیرون آورده مى‌شوید///و آن کس که آبى به اندازه از آسمان فرود آورد، پس به وسیله آن، سرزمینى مرده را زنده گردانیدیم؛ همین گونه [از گورها] بیرون آورده مى‌شوید.///و آن که از آسمان به اندازه‌اى معین، آبى فروفرستاد، پس با آن، سرزمین مرده را زنده کردیم. شما نیز این­گونه [از قبرها] خارج مى‌شوید.///و آن خدایی که از (باران) آسمان آبی به قدر و اندازه نازل کرد و به آن صحرا و دیار مرده خشک را زنده گردانیدیم. همین گونه شما هم (از قبرها) بیرون آورده می‌شوید.///و همان کسی که از آسمان آبی به اندازه فرو فرستاد، آنگاه بدان سرزمینی پژمرده را زنده ساختیم، [شما هم‌] بدین‌سان [از گورها] بیرون آورده شوید///همان کسی که از آسمان آبی فرستاد بمقدار معین، و بوسیله آن سرزمین مرده را حیات بخشیدیم؛ همین گونه (در قیامت از قبرها) شما را خارج می‌سازند!///و آنکه فرستاد از آسمان آبی به اندازه‌ای پس زنده ساختیم بدان شهری مرده را بدینگونه برون آورده شوید///و کسی که آبی به‌تدریج و به‌اندازه از آسمان فرو فرستاد. پس با آن، شهری مرده را زنده کردیم. (بدانید که) همین گونه (از گورها) بیرون آورده می‌شوید. quran_en_fa That has created pairs in all things, and has made for you ships and cattle on which ye ride, و آنکه همه جفت‌ها را آفرید، و برای شما از کشتی‌ها و چهارپایان و آنچه که سوارش می‌شوید پدید آورد،///و آنکه همه جفت‌ها را آفرید، و برای شما از کشتی‌ها و چهارپایان و آنچه که سوارش می‌شوید پدید آورد،///و آن که همه جفتها را بیافرید. و برایتان از کشتیها و چارپایان مرکبها ساخت که سوار شوید.///خدایى که همه جفت‌ها [حیوانات و غیره‌] را آفرید و براى شما کشتى‌ها و چهارپایان را که بر آنها سوار مى‌شوید پدید آورد///و همان کسى که جفتها را یکسره آفرید، و براى شما از کشتیها و دامها [وسیله‌اى که‌] سوار شوید قرار داد.///و همان کسى که همه‌ى جفت‌ها را آفرید. و براى شما کشتى‌ها و چهارپایان قرار داد که بر آنها سوار شوید.///و آن خدایی که همه موجودات عالم را جفت آفرید و برای سواری شما بندگان کشتیها و چهار پایان را (در آب و خاک) مقرر فرمود.///و همان کسی که همه گونه‌ها را آفرید و برای شما از کشتیها و چارپایان مرکوب ساخت‌///و همان کسی که همه زوجها را آفرید، و برای شما از کشتیها و چهارپایان مرکبهایی قرارداد که بر آن سوار می‌شوید،///و آنکه آفرید جفتها را همگی و قرار داد برای شما از کشتی و دامها آنچه را سوار شوید///و کسی که تمامی جفت‌ها را آفرید و برای شما از کشتی‌ها و حیوانات رام آنچه را سوار می‌شوید قرار داد، quran_en_fa In order that ye may sit firm and square on their backs, and when so seated, ye may celebrate the (kind) favour of your Lord, and say, "Glory to Him Who has subjected these to our (use), for we could never have accomplished this (by ourselves), تا بر پشت آنها قرار گیرید، سپس هنگامی که بر آنها سوار می‌شوید نعمت پروردگارتان را به یاد آورید و بگویید: منزه [از هر عیب و نقصی] است کسی که این [وسایل سواری] را برای ما مسخر و رام کرد، در حالی که ما را قدرت مسخر کردن آنها نبود؛///تا بر پشت آنها قرار گیرید، سپس هنگامی که بر آنها سوار می‌شوید نعمت پروردگارتان را به یاد آورید و بگویید: منزه [از هر عیب و نقصی] است کسی که این [وسایل سواری] را برای ما مسخر و رام کرد، در حالی که ما را قدرت مسخر کردن آنها نبود؛///و چون بر پشت آنها قرار گرفتید، نعمت پروردگارتان را یاد کنید و بگویید: منزه است آن کس که اینها را رام ما کرد و گرنه ما را توان آن نبود.///تا بر پشت آنها قرار گیرید، پس چون بر آنها برنشستید، نعمت پروردگار خود را یاد کنید و بگویید: پاک است خدایى که اینها را مسخر ما کرد و [گر نه‌] ما را توان [تسخیر] آنها نبود///تا بر پشت آن‌ [ها] قرار گیرید، پس چون بر آن‌ [ها] برنشستید، نعمت پروردگار خود را یاد کنید و بگویید: «پاک است کسى که این را براى ما رام کرد و [گرنه‌] ما را یاراى [رام‌ساختن‌] آنها نبود.»///تا بر پشت آنها قرار گیرید. پس آن­گاه که بر آنها سوار مى‌شوید، نعمت پروردگارتان را یاد کنید و بگویید: «منزه است آن که این [مرکب] را براى ما رام کرد وگرنه، ما توانایى این کار را نداشتیم.///تا چون با کمال تسلط بر پشت آنها نشستید متذکر نعمت خدایتان شوید و گویید: پاک و منزه خدایی که این (انواع کشتی و چهار پایان قوی) را مسخر ما گردانید و گرنه ما هرگز قادر بر آن نبودیم.///که بر پشت آن برآیید و سپس نعمت پروردگارتان را آنگاه که بر آن بر آمدید، یاد کنید و بگویید پاکا کسی که این را رام ما ساخت و ما بر آن توانا نبودیم‌///تا بر پشت آنها بخوبی قرار گیرید؛ سپس هنگامی که بر آنها سوار شدید، نعمت پروردگارتان را متذکر شوید و بگویید: «پاک و منزه است کسی که این را مسخر ما ساخت، وگرنه ما توانایی تسخیر آن را نداشتیم؛///تا استوار شوید بر پشتهای آن پس یاد آرید نعمت پروردگار خویش را گاهی که استوار شدید بر آنها و گویند منزه است خدائی که رام کرد برای ما این را و نبودیم ما آن را هماوردان‌///تا بر پشت‌های آن (ها) قرار و آرامش گیرید. سپس چون بر آن (ها) نشستید، نعمت پروردگارتان را یاد کنید و بگویید: «پاک است کسی که این (ها) را برای ما رام کرد، حال آنکه ما را یارای این گونه نزدیک کردن (و بهره‌گیری از) آن نبوده است.» quran_en_fa "And to our Lord, surely, must we turn back!" و یقینا ما به سوی پروردگارمان باز می‌گردیم؛///و یقینا ما به سوی پروردگارمان باز می‌گردیم؛///و ما به سوى پروردگارمان باز مى‌گردیم.///و بى‌تردید ما به سوى پروردگارمان باز خواهیم گشت/// «و به راستى که ما به سوى پروردگارمان بازخواهیم گشت.»///و ما حتما به سوى پروردگارمان بازخواهیم گشت.»///و بازگشت ما البته به سوی خدای ما خواهد بود.///و ما به [درگاه‌] پروردگارمان روی می‌آوریم‌///و ما به سوی پروردگارمان بازمی‌گردیم!»///و هر آینه مائیم بسوی پروردگار خویش بازگشتگان‌///«و به‌راستی ما بی‌گمان سوی پروردگارمان بازخواهیم گشت.» quran_en_fa Yet they attribute to some of His servants a share with Him (in his godhead)! truly is man a blasphemous ingrate avowed! و [مشرکان سبک مغز] برای خدا از میان بندگانش قطعه‌ای و جزیی [به عنوان فرزند که از او جدا شده] قرار دادند؛ قطعا انسان کفران کننده آشکاری است.///و [مشرکان سبک مغز] برای خدا از میان بندگانش قطعه‌ای و جزیی [به عنوان فرزند که از او جدا شده] قرار دادند؛ قطعا انسان کفران کننده آشکاری است.///و براى او از میان بندگانش فرزندى قائل شدند. آدمى به آشکارا ناسپاس است.///و براى او از میان بندگانش جزئى [چون فرزند] قرار دادند. به راستى که انسان آشکارا ناسپاس است///و براى او بعضى از بندگان [خدا] را جزئى [چون فرزند و شریک‌] قرار دادند. به راستى که انسان بس ناسپاس آشکار است.///و براى او از بندگانش جزئى [مانند فرزند] قرار دادند. بی‌گمان انسان، ناسپاسی آشکار است.///و مشرکان برای خدا چیزی را (مانند فرشته) که بنده و مخلوق اوست جزء (وجود و فرزند واقعی او) قرار دادند (زهی جهل و کفر و سفاهت) که انسان بسیار ناسپاس و کفرش آشکار است.///و برای او از بندگانش فرزندی قائل شدند، بی‌گمان انسان، ناسپاسی آشکار است‌///آنها برای خداوند از میان بندگانش جزئی قرار دادند (و ملائکه را دختران خدا خواندند)؛ انسان کفران‌کننده آشکاری است!///و قرار دادند برای او از بندگانش بخشی همانا انسان است ناسپاس آشکار///و برای او بعضی از بندگانش را جزئی [: چون فرزند و شریک] قرار دادند. به‌راستی که انسان بسیار ناسپاسی آشکارگر است. quran_en_fa What! has He taken daughters out of what He himself creates, and granted to you sons for choice? آیا از آنچه خدا می‌آفریند، دخترانی برای خود برگرفته و شما را به داشتن پسران برگزیده است؟///آیا از آنچه خدا می‌آفریند، دخترانی برای خود برگرفته و شما را به داشتن پسران برگزیده است؟///آیا او از میان مخلوقاتش براى خود دختران برگرفته و پسران را خاص شما کرده است؟///آیا از آنچه مى‌آفریند، خود دختران را برگرفته و شما را به [داشتن‌] پسران برگزیده است///آیا از آنچه مى‌آفریند، خود، دخترانى برگرفته و به شما پسران را اختصاص داده است؟///آیا از آنچه مى‌آفریند، دخترانى [برای خود] برگرفته، و شما را به [داشتن] پسران برگزیده است؟///(ای مشرکان) آیا خدا از مخلوقات خود بر خویش دختران را برگزید و شما را به پسران امتیاز داد؟///آیا از آنچه آفریده است برای خود دختران را برگزیده است و شما را به داشتن پسران، برگزیده است؟///آیا از میان مخلوقاتش دختران را برای خود انتخاب کرده و پسران را برای شما برگزیده است؟!///یا بگرفت از آنچه بیافریدست دخترانی و برگزیده است شما را به پسران‌///یا از آنچه می‌آفریند، برای خویش دخترانی برگرفته، و شما را با (دادن) پسران (بر خود) برگزیده است‌؟ quran_en_fa When news is brought to one of them of (the birth of) what he sets up as a likeness to (Allah) Most Gracious, his face darkens, and he is filled with inward grief! و [در صورتی که] چون یکی از آنان را به [ولادت] دختری که شبیه و هم جنس خدا قرار داده مژده دهند در حالی که [دلش] پر از اندوه و خشم است، صورتش سیاه می‌شود! [چون علاوه بر اینکه دخترداری را دوست ندارد از آن ننگ دارد، اما همین دختر را به عنوان هم جنس و فرزند خدا قلمداد می‌کند!!]///و [در صورتی که] چون یکی از آنان را به [ولادت] دختری که شبیه و هم جنس خدا قرار داده مژده دهند در حالی که [دلش] پر از اندوه و خشم است، صورتش سیاه می‌شود! [چون علاوه بر اینکه دخترداری را دوست ندارد از آن ننگ دارد، اما همین دختر را به عنوان هم جنس و فرزند خدا قلمداد می‌کند!!]///و چون به یکى از آنها مژده تولد همان چیزى را دهند که به خداى رحمان نسبت داده رویش سیاه گردد و آکنده از خشم شود.///ولى هنگامى که به یکى از آنها مژده‌ى [تولد] همان چیزى داده شود که به خداى رحمان نسبت داده، چهره‌اش سیاه مى‌گردد در حالى که خشم و تأسف خود را فرو مى‌خورد///و چون یکى از آنان را به آنچه به [خداى‌] رحمان نسبت مى‌دهد خبر دهند، چهره او سیاه مى‌گردد، در حالى که خشم و تأسف خود را فرو مى‌خورد.///در صورتی که هرگاه یکى از آن مشرکان را به آنچه براى [خداوند] رحمان پسندیده است، مژده دهند، [و بگویند که دختردار شده است،] در حالی که خشم و اندوه خود را فرومی‌برد، چهره‌اش سیاه می‌گردد.///و حال آنکه هر کدام از مشرکان را به دختری که به خدا نسبت دادند مژده دهند (ننگ دارد و) رویش (از غم) سیاه می‌شود در حالی که پر از خشم و اندوه است.///و چون هر یک از آنان را به آنچه برای خداوند مثل می‌زند [دختر]، خبر دهند، چهره‌اش سیاه شود و اندوه خود را فرو خورد///در حالی که هرگاه یکی از آنها را به همان چیزی که برای خداوند رحمان شبیه قرار داده [= به تولد دختر] بشارت دهند، صورتش (از فرط ناراحتی) سیاه می‌شود و خشمگین می‌گردد!///و گاهی که مژده داده شود یکیشان بدانچه زده است برای خداوند مهربان مثلی گردد چهره او سیاه و او است خشم‌خورنده‌///و هنگامی که یکی از آنان را به آنچه به رحمان نسبت می‌دهد خبر دهند، چهره‌ی او (دگرگون و) سیاه می‌گردد، در حالی که خشم و تأسف خود را فروبرنده است. quran_en_fa Is then one brought up among trinkets, and unable to give a clear account in a dispute (to be associated with Allah)? آیا کسی را [شریک خدا قرار داده‌اند] که در زر و زیور پرورش یافته است و [هنگام] مجادله و بحث بیانش روشن نیست؟///آیا کسی را [شریک خدا قرار داده‌اند] که در زر و زیور پرورش یافته است و [هنگام] مجادله و بحث بیانش روشن نیست؟///آیا آن که به آرایش پرورش یافته و در هنگام جدال آشکار نمى‌گردد از آن خداست؟///آیا آن کسى که در [لابه‌لاى‌] پیرایه و زیور پرورش مى‌یابد (دختر) و به هنگام جدال قدرت تبیین ندارد [فرزند خداست‌]///آیا کسى [را شریک خدا مى‌کنند] که در زر و زیور پرورش یافته و در [هنگام‌] مجادله، بیانش غیر روشن است؟///آیا کسى را که در زر و زیور پرورش یافته و در مجادله بیانش روشن نیست، [فرزند خدا می­خوانید]؟///آیا کسی که به زیب و زیور پرورده می‌شود (یعنی دختران) و در خصومت (از حفظ حقوق خود) عاجز است (چنین کس لایق فرزندی خداست).///آیا کسی که در زر و زیور پرورش یافته است [دختر] که در جدل هم ناتوان است [شایسته نسبت دادن به خداوند است؟]///آیا کسی را که در لابلای زینتها پرورش می‌یابد و به هنگام جدال قادر به تبیین مقصود خود نیست (فرزند خدا می‌خوانید)؟!///آیا آنکو آراسته گردد به زیور و او در ستیزه‌گری (یا دشمنان) است ناآشکار///آیا و کسی (را شریک خدا می‌کنند) که همواره در زر و زیور پرورش می‌یابد، در حالی که برابر درگیرکنندگان آشکارکننده (ی خود و خودی‌هایش) نیست؟ quran_en_fa And they make into females angels who themselves serve Allah. Did they witness their creation? Their evidence will be recorded, and they will be called to account! و فرشتگان را که بندگان [خدای] رحمان اند، به پندار خود جنس ماده قرارداده‌اند، آیا زمان آفرینش آنان حضور داشتند [که بر ماده بودنشان گواهی می‌دهند؟] به زودی گواهی آنان [در نامه اعمالشان] نوشته می‌شود و [درباره آن] مورد بازپرسی قرار خواهند گرفت.///و فرشتگان را که بندگان [خدای] رحمان اند، به پندار خود جنس ماده قرارداده‌اند، آیا زمان آفرینش آنان حضور داشتند [که بر ماده بودنشان گواهی می‌دهند؟] به زودی گواهی آنان [در نامه اعمالشان] نوشته می‌شود و [درباره آن] مورد بازپرسی قرار خواهند گرفت.///و فرشتگان را که بندگان خدایند زن پنداشتند. آیا به هنگام خلقتشان آنجا حاضر بوده‌اند؟ زودا که این شهادتشان را مى‌نویسند و از آنها بازخواست مى‌شود.///و فرشتگانى را که بندگان رحمانند، مؤنث پنداشتند. آیا در آفرینش آنها حضور داشته‌اند؟ زودا که گواهى ایشان نوشته شود و بازخواست شوند///و فرشتگانى را که خود، بندگان رحمانند، مادینه [و دختران او] پنداشتند. آیا در خلقت آنان حضور داشتند؟ گواهى ایشان به زودى نوشته مى‌شود و [از آن‌] پرسیده خواهند شد.///و فرشتگان را که خود بندگان [خداى] رحمان هستند، مؤنث پنداشتند! آیا شاهد آفرینش آنها بوده‌اند؟ گواهى آنان به زودى نوشته مى‌شود، و [از آن] بازخواست خواهند شد.///و فرشتگان را که مخلوق و بندگان خدا هستند دختر می‌خوانند. آیا در وقت خلقت آنها حاضر بودند؟ (و دیدند که آنها دخترند؟ اگر آنها بر این گواهی دهند) البته شهادت (کذب) شان (در نامه عملشان) نوشته شده و بر آن سخت مؤاخذه می‌شوند.///و مدعی شدند که فرشتگان که خود بندگان خداوند رحمان‌اند، مادینه‌اند، آیا آفرینش آنان را شاهد بوده‌اند؟ که [در این صورت‌] زودا که شهادت ایشان نوشته شود، و بازخواست شوند///آنها فرشتگان را که بندگان خداوند رحمانند مؤنث پنداشتند؛ آیا شاهد آفرینش آنها بوده‌اند؟! گواهی آنان نوشته می‌شود و (از آن) بازخواست خواهند شد!///و قرار دادند فرشتگانی را که بندگان خدای مهربانند مادگانی آیا گواه شدند آفرینش آنان را زود است نوشته شود گواهیشان و پرسش شوند///و فرشتگانی را که خود، بندگان رحمانند، مادینه (و دختران او) قرار دادند. آیا در خلقت آنان حضور داشتند؟ گواهی (گزاف) ایشان به زودی نوشته می‌شود و (از آن) پرسیده می‌شوند. quran_en_fa ("Ah!") they say, "If it had been the will of (Allah) Most Gracious, we should not have worshipped such (deities)!" Of that they have no knowledge! they do nothing but lie! و گفتند: اگر خدا می‌خواست ما آنان را نمی‌پرستیدیم. ادعایشان متکی بر هیچ [دلیل] و دانشی نیست [و مایه‌ای جز جهل و نادانی ندارد]، فقط حدس می‌زنند و دروغ می‌بافند؛///و گفتند: اگر خدا می‌خواست ما آنان را نمی‌پرستیدیم. ادعایشان متکی بر هیچ [دلیل] و دانشی نیست [و مایه‌ای جز جهل و نادانی ندارد]، فقط حدس می‌زنند و دروغ می‌بافند؛///گفتند: اگر خداى رحمان مى‌خواست ما فرشتگان را نمى‌پرستیدیم. آنچه مى‌گویند از روى نادانى است و جز به دروغ سخن نمى‌گویند.///و گفتند: اگر خداى رحمان مى‌خواست، آنها را نمى‌پرستیدیم. آنان به این [سخن‌] علم ندارند و جز دروغ نمى‌گویند///و مى‌گویند: «اگر [خداى‌] رحمان مى‌خواست، آنها را نمى‌پرستیدیم.» آنان به این [دعوى‌] دانشى ندارند [و] جز حدس نمى‌زنند.///و گفتند: «اگر [خداى] رحمان مى‌خواست، ما آنها را نمى‌پرستیدیم.» آنان به این [گفتار]، هیچ آگاهى [و دلیل علمى] ندارند. آنان تنها از روى حدس و گمان سخنى مى‌گویند و دروغی مى‌بافند.///و مشرکان گویند: اگر خدا می‌خواست ما آنها (فرشتگان و بتان) را نمی‌پرستیدیم. گفتار آنها نه از روی علم و دانش است بلکه به وهم و پندار باطل خویش می‌گویند.///و گویند اگر خداوند رحمان می‌خواست ما آنان [فرشتگان‌] را نمی‌پرستیدیم، آنان را به این امر، علمی نیست، ایشان جز دروغ نمی‌بافند///آنان گفتند: «اگر خداوند رحمان می‌خواست ما آنها را پرستش نمی‌کردیم!» ولی به این امر هیچ گونه علم و یقین ندارند و جز دروغ چیزی نمی‌گویند!///و گفتند اگر می‌خواست خداوند مهربان نمی‌پرستیدیمشان نیستشان بدان دانشی نیستند آنان جز آنکه دروغ می‌گویند///و گفتند: «اگر رحمان می‌خواست، ما آنها را نمی‌پرستیدیم.» آنان به این (دعوی) هیچ دانایی ندارند (و) جز حدسی به گزاف نمی‌زنند. quran_en_fa What! have We given them a Book before this, to which they are holding fast? یا مگر ما پیش از قرآن کتابی به آنان داده‌ایم که [برای اثبات ادعایشان] به آن تمسک می‌جویند؟///یا مگر ما پیش از قرآن کتابی به آنان داده‌ایم که [برای اثبات ادعایشان] به آن تمسک می‌جویند؟///آیا پیش از قرآن کتابى برایشان نازل کرده‌ایم که اکنون بدان تمسک مى‌جویند؟///آیا [ما] پیش از این کتابى به آنها داده‌ایم، که بدان تمسک مى‌جویند///آیا به آنان پیش از آن [قرآن‌] کتابى داده‌ایم که بدان تمسک مى‌جویند؟///یا پیش از این به آنان کتابى داده‌ایم که [در ادعاهایشان] آن را دستاویز ساخته‌اند؟///یا مگر بر آنها از این پیش کتابی فرستادیم که (در این سخن جبر و عقیده باطل) به آن کتاب استدلال می‌کنند؟///یا شاید به آنان کتابی پیش از آن داده‌ایم که ایشان به آن متمسک‌اند؟///یا اینکه ما کتابی پیش از این به آنان داده‌ایم و آنها به آن تمسک می‌جویند؟!///یا دادیم بدیشان کتابی پیش از آن پس ایشانند بدان چنگ‌زنندگان‌///یا به آنان پیش از آن (قرآن) کتابی داده‌ایم؛ پس ایشان بدان تمسک جویندگانند؟ quran_en_fa Nay! they say: "We found our fathers following a certain religion, and we do guide ourselves by their footsteps." [نه] بلکه [هیچ دلیلی بر حقانیت بت پرستی و شرک خود ندارند، بلکه دلگرمی آنان به آیینشان این است که] گفتند: ما پدرانمان را بر آیینی یافتیم و مسلما ما هم با پیروی از آثارشان ره یافته‌ایم.///[نه] بلکه [هیچ دلیلی بر حقانیت بت پرستی و شرک خود ندارند، بلکه دلگرمی آنان به آیینشان این است که] گفتند: ما پدرانمان را بر آیینی یافتیم و مسلما ما هم با پیروی از آثارشان ره یافته‌ایم.///نه، مى‌گویند: پدرانمان را بر آیینى یافتیم و ما از پى آنها مى‌رویم.///بلکه گفتند: ما پدران خود را بر آیینى یافته‌ایم و ما بر آثار ایشان هدایت شده‌ایم/// [نه،] بلکه گفتند: «ما پدران خود را بر آیینى یافتیم و ما [هم با] پى گیرى از آنان، راه یافتگانیم.»///[چنین نیست!] بلکه می‌گویند: «ما پدرانمان را بر آیینى یافتیم و ما نیز به پیروى آنان هدایت‌یافته‌ایم.»///بلکه گفتند: ما پدران خود را به عقاید و آیینی یافتیم و البته ما هم که در پی آنها رویم بر هدایت هستیم.///بلکه گویند ما پدرانمان را بر شیوه‌ای یافته‌ایم، و با پیروی از آنان رهیافته‌ایم‌///بلکه آنها می‌گویند: «ما نیاکان خود را بر آئینی یافتیم، و ما نیز به پیروی آنان هدایت یافته‌ایم.»///بلکه گفتند یافتیم پدران خویش را بر ملتی و مائیم همانا بر نشانیهای آنان پیروان‌///بلکه گفتند: «ما بی‌گمان پدرانمان را بر روشی (هماهنگ) یافتیم و ما همچنان بر پی آثارشان هدایت‌‌یافتگانیم.» quran_en_fa Just in the same way, whenever We sent a Warner before thee to any people, the wealthy ones among them said: "We found our fathers following a certain religion, and we will certainly follow in their footsteps." [پیروی کورکورانه و جاهلانه مخصوص اینان نیست] و به همین گونه پیش از تو در هیچ شهری بیم دهنده‌ای نفرستادیم، مگر آنکه سران خوشگذران و مست و مغرورش گفتند: ما پدرانمان را بر آیینی یافتیم و ما هم حتما به آثارشان اقتدا می‌کنیم.///[پیروی کورکورانه و جاهلانه مخصوص اینان نیست] و به همین گونه پیش از تو در هیچ شهری بیم دهنده‌ای نفرستادیم، مگر آنکه سران خوشگذران و مست و مغرورش گفتند: ما پدرانمان را بر آیینی یافتیم و ما هم حتما به آثارشان اقتدا می‌کنیم.///بدین سان، پیش از تو، به هیچ قریه‌اى بیم‌دهنده‌اى نفرستادیم مگر آنکه متنعمانش گفتند: پدرانمان را بر آیینى یافتیم و ما به اعمال آنها اقتدا مى‌کنیم.///و همچنین پیش از تو در هیچ شهرى هشدار دهنده‌اى نفرستادیم مگر آن که خوشگذران‌هاى آن گفتند: ما پدران خود را بر آیینى یافته‌ایم و ما به آثار آنها اقتدا مى‌کنیم///و بدین گونه در هیچ شهرى پیش از تو هشداردهنده‌اى نفرستادیم مگر آنکه خوشگذرانان آن گفتند: «ما پدران خود را بر آیینى [و راهى‌] یافته‌ایم و ما از پى ایشان راهسپریم.»///و بدین­گونه، ما پیش از تو در هر شهر و دیارى هشداردهنده‌اى فرستادیم، ثروتمندان مغرور آن گفتند: «ما پدرانمان را بر آیینى یافتیم، و از پی آنان می‌رویم.»///و همچنین ما هیچ رسولی پیش از تو در هیچ شهر و دیاری نفرستادیم جز آنکه اهل ثروت و مال آن دیار به رسولان گفتند که ما پدران خود را بر آیین و عقایدی یافتیم و از آنها البته پیروی خواهیم کرد.///و بدین‌سان پیش از تو در هیچ آبادی، هشداردهنده‌ای نفرستادیم مگر آنکه ناز پروردگانش گفتند ما پدرانمان را بر شیوه‌ای یافته‌ایم، و ما در پی آنان دنباله روانیم‌///و این‌گونه در هیچ شهر و دیاری پیش از تو پیامبر انذارکننده‌ای نفرستادیم مگر اینکه ثروتمندان مست و مغرور آن گفتند: «ما پدران خود را بر آئینی یافتیم و به آثار آنان اقتدا می‌کنیم.»///و بدینسان نفرستادیم پیش از تو در شهری ترساننده‌ای جز آنکه گفتند هوسرانانش که یافتیم همانا پدران خویش را بر ملتی و مائیم هر آینه بر نشانیهای آنان پیروان‌///و بدین گونه در هیچ گروهی پیش از تو هشداردهنده‌ای نفرستادیم، مگر آنکه بی‌بندوبارهای غرق در نعمت‌ها گفتند: «ما پدران خود را بر روشی (هماهنگ در بت‌پرستی) یافته‌ایم و ما از پی ایشان راه‌یافته‌ایم.» quran_en_fa He said: "What! Even if I brought you better guidance than that which ye found your fathers following?" They said: "For us, we deny that ye (prophets) are sent (on a mission at all)." [بیم دهنده] گفت: آیا هر چند من آیینی هدایت کننده‌تر از آیینی که پدرانتان را بر آن یافته‌اید، برایتان بیاورم؟ گفتند: ما به آیینی که به آن فرستاده شده‌اید، کافریم!///[بیم دهنده] گفت: آیا هر چند من آیینی هدایت کننده‌تر از آیینی که پدرانتان را بر آن یافته‌اید، برایتان بیاورم؟ گفتند: ما به آیینی که به آن فرستاده شده‌اید، کافریم!///گفت: حتى اگر براى شما چیزى بیاورم که از آنچه پدرانتان را بر آن یافته بودید هدایت‌کننده‌تر باشد؟ گفتند: ما به آیینى که شما را بدان فرستاده‌اند بى‌ایمانیم.///[پیامبرشان‌] گفت: حتى اگر براى شما چیزى بیاورم که از آنچه پدران خود را بر آن یافته‌اید، هدایت کننده‌تر باشد [باز هم از آنها پیروى مى‌کنید] گفتند: ما [نسبت‌] به آنچه بدان فرستاده شده‌اید کافریم///گفت «هر چند هدایت کننده‌تر از آنچه پدران خود را بر آن یافته‌اید براى شما بیاورم؟» گفتند: «ما [نسبت‌] به آنچه بدان فرستاده شده‌اید کافریم.»///[پیامبرشان] گفت: «هر چند من آیینى هدایت‌بخش‌تر از آنچه پدرانتان را بر آن یافتید، برایتان بیاورم؟» گفتند: «ما به آنچه شما را به آن فرستاده‌اند، کافریم.»///آن رسول ما به آنان گفت: اگر چه من به آیینی بهتر از دین (باطل) پدرانتان شما را هدایت کنم (باز هم پدران را تقلید می‌کنید)؟ آنها پاسخ دادند (به هر تقدیر) ما به آنچه شما را به رسالت آن فرستاده‌اند کافریم.///بگو حتی اگر برای شما راهنماتر از آنچه پدرانتان را پیرو آن یافتید، بیاورم؟ گفتند ما رسالت شما را منکریم‌///(پیامبرشان) گفت: «آیا اگر من آیینی هدایت‌بخش‌تر از آنچه پدرانتان را بر آن یافتید آورده باشم (باز هم انکار می‌کنید)؟!» گفتند: «(آری،) ما به آنچه شما به آن فرستاده شده‌اید کافریم!»///گفت و اگر چه بیارم شما را به راهنماتر از آنکه یافتید بر آن پدران خویش را گفتند همانا مائیم بدانچه فرستاده شدید بدان کافران‌///گفت‌: «آیا و هر چند من راهوارتر از آنچه پدرانتان را بر آن یافته‌اید برایتان بیاورم‌؟» گفتند: «ما (نسبت) به آنچه بدان فرستاده شده‌اید بی‌چون کافریم.» quran_en_fa So We exacted retribution from them: now see what was the end of those who rejected (Truth)! در نتیجه از آنان انتقام گرفتیم. پس با تأمل بنگر سرانجام تکذیب کنندگان چگونه بود.///در نتیجه از آنان انتقام گرفتیم. پس با تأمل بنگر سرانجام تکذیب کنندگان چگونه بود.///پس، از آنها انتقام گرفتیم. و بنگر که عاقبت تکذیب‌کنندگان چگونه بوده است؟///پس، از آنها انتقام گرفتیم پس بنگر که عاقبت تکذیب کنندگان چگونه شد///پس، از آنان انتقام گرفتیم. پس بنگر فرجام تکذیب‌کنندگان چگونه بوده است.///پس ما از آنان انتقام گرفتیم. و بنگر که فرجام تکذیب‌کنندگان چگونه بود؟///ما هم از آن مردم (پر غرور و عناد) انتقام کشیدیم، بنگر تا عاقبت حال کافران مکذب به کجا کشید؟///آنگاه از ایشان داد ستاندیم، پس بنگر که سرانجام دروغ انگاران چه بوده است‌///به همین جهت از آنها انتقام گرفتیم؛ بنگر پایان کار تکذیب‌کنندگان چگونه بود!///پس انتقام گرفتیم از ایشان پس بنگر چگونه بود عاقبت تکذیب‌کنندگان‌///پس، از آنان انتقام گرفتیم. پس بنگر فرجام تکذیب‌کنندگان چگونه بوده است. quran_en_fa Behold! Abraham said to his father and his people: "I do indeed clear myself of what ye worship: و [یاد کن] هنگامی را که ابراهیم به پدر و قومش گفت: من بی تردید از آنچه می‌پرستید، بیزارم.///و [یاد کن] هنگامی را که ابراهیم به پدر و قومش گفت: من بی تردید از آنچه می‌پرستید، بیزارم.///و ابراهیم به پدر و قومش گفت: من از آنچه شما مى‌پرستید بیزارم،///و [یاد کن‌] هنگامى را که ابراهیم به پدر و قوم خود گفت: من واقعا از آنچه مى‌پرستید بیزارم///و چون ابراهیم به [نا] پدرى خود و قومش گفت: «من واقعا از آنچه مى‌پرستید بیزارم،///و [به یاد آور] هنگامى که ابراهیم به [آزر، عموى مشرکش که به جای] پدرش [سرپرستی او را به عهده داشت]، و به قومش گفت: «من از آنچه شما مى‌پرستید، بیزارم.///(یاد آر) وقتی که ابراهیم با پدر (یعنی عموی خود) و قومش گفت: من از معبودان شما سخت بیزارم.///و چنین بود که ابراهیم به پدرش و قومش گفت همانا من از آنچه می‌پرستید بری و برکنارم‌///و به خاطر بیاور هنگامی را که ابراهیم به پدرش [= عمویش آزر] و قومش گفت: «من از آنچه شما می‌پرستید بیزارم.///و هنگامی که گفت ابراهیم به پدر خویش و قومش که منم همانا بیزار از آنچه می‌پرستید///و چون ابراهیم به پدر (تربیتی) خود و قومش گفت: «من همواره از آنچه و آن‌گونه که می‌پرستید بیزارم.» quran_en_fa "(I worship) only Him Who made me, and He will certainly guide me." مگر کسی که مرا آفریده، که یقینا او مرا هدایت می‌کند،///مگر کسی که مرا آفریده، که یقینا او مرا هدایت می‌کند،///مگر آن که مرا آفریده، که او راهنماییم خواهد کرد.///مگر آن کس که مرا آفرید که البته او به زودى مرا هدایت خواهد کرد///مگر [از] آن کس که مرا پدید آورد؛ و البته او مرا راهنمایى خواهد کرد.»///مگر [پرستش] کسى که مرا پدید آورد، که البته او هدایتم خواهد کرد.»///و جز آن خدایی که مرا آفریده و البته مرا هدایت خواهد کرد نمی‌پرستم.///مگر از کسی که مرا آفریده است و همو مرا هدایت فرماید///مگر آن کسی که مرا آفریده، که او هدایتم خواهد کرد!»///مگر آنکه مرا آفرید که او زود است رهبریم کند///«مگر آن که بر فطرت (توحیدی) ام آفرید. پس (هم) او مرا همواره به زودی راهنمایی خواهد کرد.» quran_en_fa And he left it as a Word to endure among those who came after him, that they may turn back (to Allah). و توحید و یکتاپرستی را در نسل‌های بعد از خود حقیقتی پایدار قرار داد، باشد که آنان [به سوی توحید] بازگردند؛///و توحید و یکتاپرستی را در نسل‌های بعد از خود حقیقتی پایدار قرار داد، باشد که آنان [به سوی توحید] بازگردند؛///و این سخن را در فرزندان خود سخنى پاینده کرد، باشد که به خدا باز گردند.///و این [سخن یکتاپرستى‌] را در نسل او سخنى ماندگار قرار داد، باشد که [به سوى خدا] بازگردند///و او آن را در پى خود سخنى جاویدان کرد، باشد که آنان [به توحید] بازگردند.///و آن [کلام توحید] را در میان نسل‌هاى بعد از خود، سخنی ماندگار قرار داد. باشد که آنان [به توحید] بازگردند.///و خدا این خدا پرستی را در همه ذریت او تا قیامت کلمه باقی گردانید، باشد که (همه فرزندانش به خدای یکتا) رجوع کنند.///و آن [اندیشه توحید] را سخنی ماندگار در میان احفاد او قرار داد، باشد که به راه آیند///او کلمه توحید را کلمه پاینده‌ای در نسلهای بعد از خود قرار داد، شاید به سوی خدا باز گردند!///و گردانید آن را سخنی پایدار از پس خویش (یا در نژاد خویش) شاید ایشان بازگردند///و آن (فطرت توحیدی) را در پی بازماندگانش کلمه‌ای استوار]: درست و ثابت [قرار داد، شاید آنان (به خدا) بازگردند. quran_en_fa Yea, I have given the good things of this life to these (men) and their fathers, until the Truth has come to them, and a messenger making things clear. [نه اینکه بازنگشتند و من هم از آنان انتقام نگرفتم] بلکه اینان [که در مکه آلوده به بت پرستی هستند] و پدرانشان را [از انواع نعمت‌ها] برخوردار کردم تا آنکه حق و فرستاده‌ای روشنگر [چون قرآن و محمد] به سویشان آمد؛///[نه اینکه بازنگشتند و من هم از آنان انتقام نگرفتم] بلکه اینان [که در مکه آلوده به بت پرستی هستند] و پدرانشان را [از انواع نعمت‌ها] برخوردار کردم تا آنکه حق و فرستاده‌ای روشنگر [چون قرآن و محمد] به سویشان آمد؛///و من اینان و پدرانشان را از زندگى بهره‌مند کردم تا آنگاه که حق و پیامبرى روشنگر به سویشان آمد.///بلکه اینان و پدرانشان را برخوردار کردم تا این که حق و فرستاده‌اى روشنگر به سویشان آمد///بلکه اینان و پدرانشان را برخودارى دادم تا حقیقت و فرستاده‌اى آشکار به سویشان آمد.///بلکه آنان و پدرانشان را [که در مکه بت می‌پرستیدند، از انواع نعمت‌ها] بهره‌مند ساختم، تا آن که [قرآن] حق و فرستاده‌اى روشنگر به سویشان آمد.///(و من تعجیل در عقوبت کافران نکردم) بلکه آنان و پدرانشان را (مهلت داده و از عمر) بهره‌مند کردم تا آنکه دین حق و رسول مبین بر آنها آمد.///آری اینان و پدرانشان را بهره‌مند ساخته‌ام تا آنکه [دین‌] حق و پیامبری آشکار به نزد آنان آمد///ولی من این گروه و پدرانشان را از مواهب دنیا بهره‌مند ساختم تا حق و فرستاده آشکار (الهی) به سراغشان آمد؛///بلکه بهره‌مند ساختم ایشان و پدران ایشان را تا بیامدشان حق و فرستاده‌ای آشکار///بلکه اینان و پدرانشان را برخوداری‌ای دادم، تا حقیقت و فرستاده‌ای آشکارگر سویشان آمد. quran_en_fa But when the Truth came to them, they said: "This is sorcery, and we do reject it." و هنگامی که حق به سویشان آمد، گفتند: این جادوست و ما به آن کافریم،///و هنگامی که حق به سویشان آمد، گفتند: این جادوست و ما به آن کافریم،///چون حق بر آنها آشکار شد گفتند: این جادوست و ما بدان ایمان نمى‌آوریم.///و چون حق به سویشان آمد گفتند: این افسون است و ما بدان کافریم///و چون حقیقت به سویشان آمد، گفتند: «این افسونى است و ما منکر آنیم.»///و چون حق به سراغشان آمد، گفتند: «این جادوست! و ما به آن کافریم.»///و چون حق به سوی آنها آمد گفتند: این (قرآن) سحر است و ما به (وحی بودن) آن ایمان نداریم.///و چون [دین‌] حق به نزد آنان آمد، گفتند این جادوست و ما منکر آنیم‌///هنگامی که حق به سراغشان آمد؛ گفتند: «این سحر است، و ما نسبت به آن کافریم»!///و هنگامی که بیامدشان حق گفتند این است جادوئی و همانا مائیم بدان کافران‌///و چون آن حقیقت سویشان آمد، گفتند: «این افسونی است، و ما بی‌گمان به آن کافرانیم.» quran_en_fa Also, they say: "Why is not this Qur'an sent down to some leading man in either of the two (chief) cities?" و گفتند: این قرآن چرا بر مردمی بزرگ از میان یکی از این دو شهر [مکه و طایف] نازل نشد؟!///و گفتند: این قرآن چرا بر مردمی بزرگ از میان یکی از این دو شهر [مکه و طایف] نازل نشد؟!///گفتند: چرا این قرآن بر مردى از بزرگمردان آن دو قریه نازل نشده است؟///و گفتند: چرا این قرآن بر مردى بزرگ از آن دو قریه [مکه و طائف‌] نازل نشده است///و گفتند: «چرا این قرآن بر مردى بزرگ از [آن‌] دو شهر فرود نیامده است؟»///و گفتند: «چرا این قرآن بر مردى بزرگ [و ثروتمند از یکی] از دو قریه‌ی [مکه و طائف] نازل نشده است؟»///و باز گفتند: چرا این قرآن بر آن مرد بزرگ قریه مکه و طایف (ولید و حبیب یا عروة بن مسعود) نازل نشد؟///و گفتند چرا این قرآن بر مردی بزرگ از آن دو شهر [مکه و طائف‌] فرود نیامده است‌///و گفتند: «چرا این قرآن بر مرد بزرگ (و ثروتمندی) از این دو شهر (مکه و طائف) ناز ل نشده است؟!»///و گفتند چرا فرستاده نشد این قرآن بر مردی از دو شهر بزرگواری‌///و گفتند: «چرا این قرآن بر مردی بزرگ‌ (منش) از (آن) دو مجتمع [: مکه وطائف] فرود نیامده است‌؟» quran_en_fa Is it they who would portion out the Mercy of thy Lord? It is We Who portion out between them their livelihood in the life of this world: and We raise some of them above others in ranks, so that some may command work from others. But the Mercy of thy Lord is better than the (wealth) which they amass. آیا آنان هستند که رحمت پروردگارت را تقسیم می‌کنند؟ ما در زندگی دنیا معیشت آنان را میانشان تقسیم کرده‌ایم، و برخی را از جهت درجات [فکری و مادی] بر برخی برتری داده‌ایم تا برخی از آنان برخی دیگر را [در امر معیشت و سایر امور] به خدمت گیرند؛ و رحمت پروردگارت از آنچه آنان جمع می‌کنند، بهتر است.///آیا آنان هستند که رحمت پروردگارت را تقسیم می‌کنند؟ ما در زندگی دنیا معیشت آنان را میانشان تقسیم کرده‌ایم، و برخی را از جهت درجات [فکری و مادی] بر برخی برتری داده‌ایم تا برخی از آنان برخی دیگر را [در امر معیشت و سایر امور] به خدمت گیرند؛ و رحمت پروردگارت از آنچه آنان جمع می‌کنند، بهتر است.///آیا آنان از رحمت پروردگارت را تقسیم مى‌کنند؟ حال آنکه ما روزى آنها را در زندگى دنیا میانشان تقسیم مى‌کنیم. و بعضى را به مرتبت، بالاتر از بعضى دیگر قرار داده‌ایم تا بعضى بعض دیگر را به خدمت گیرند. و رحمت پروردگارت از آنچه آنها گرد مى‌آورند بهتر است.///مگر رحمت پروردگار تو را آنها تقسیم مى‌کنند؟ این ماییم که معیشت آنها را در زندگى دنیا میانشان تقسیم کرده‌ایم، و بعضى از آنها را بر بعضى مراتبى برترى دادیم تا یکدیگر را به خدمت گیرند [و چرخه زندگى بگردد]، و رحمت پروردگار تو از آنچه مى‌اندوزند بهتر است///آیا آنانند که رحمت پروردگارت را تقسیم مى‌کنند؟ ما [وسایل‌] معاش آنان را در زندگى دنیا میانشان تقسیم کرده‌ایم، و برخى از آنان را از [نظر] درجات، بالاتر از بعضى [دیگر] قرار داده‌ایم تا بعضى از آنها بعضى [دیگر] را در خدمت گیرند، و رحمت پروردگار تو از آنچه آنان مى‌اندوزند بهتر است.///آیا آنان رحمت پروردگارت را [در مورد تعیین پیامبر، میان خود] تقسیم مى‌کنند؟ در حالى که معیشت آنان در زندگى دنیا را ما میانشان تقسیم کرده‌ایم. و درجات بعضى انسان‌ها را بر بعضى دیگر برترى دادیم تا برخى از آنان برخى دیگر را به خدمت گیرند. و رحمت پروردگارت از آنچه آنان مى‌اندوزند، بهتر است.///آیا آنها باید فضل و رحمت خدای تو را تقسیم (و مقام نبوت را تعیین) کنند؟ در صورتی که ما خود معاش و روزی آنها را در حیات دنیا تقسیم کرده‌ایم و بعضی را بر بعضی به درجاتی (از مال و جاه دنیوی) برتری داده‌ایم تا بعضی از مردم (به ثروت) بعضی دیگر را مسخر خدمت کنند، و (بهشت، دار) رحمت خدا از آنچه (از مال دنیا) جمع می‌کنند بسی بهتر است.///آیا ایشان رحمت پروردگارت را تقسیم می‌کنند [نه بلکه‌] ما زیستمایه‌شان را در زندگانی دنیا در میان آنان تقسیم می‌کنیم، و بعضی از ایشان را بر بعضی دیگر به درجاتی برتر داشتیم تا بعضی از آنان بعضی دیگر را به بیگاری بگیرند، و رحمت پروردگارت بهتر است از آنچه گرد می‌آورند///آیا آنان رحمت پروردگارت را تقسیم می‌کنند؟! ما معیشت آنها را در حیات دنیا در میانشان تقسیم کردیم و بعضی را بر بعضی برتری دادیم تا یکدیگر را مسخر کرده (و با هم تعاون نمایند)؛ و رحمت پروردگارت از تمام آنچه جمع‌آوری می‌کنند بهتر است!///آیا آنان پخش کنند رحمت پروردگار تو را ما قسمت کردیم میان ایشان روزی ایشان را در زندگانی دنیا و برتری دادیم برخی از ایشان را بر برخی در پایه‌ها تا بگیرد بعضی از آنان بعضی را مسخره و رحمت پروردگار تو بهتر است از آنچه گرد آرند///آیا (هم) ایشان رحمت پروردگارت را تقسیم می‌کنند؟ ماییم که (‌وسایل) معاش آنان را در زندگی دنیا میانشان تقسیم کرده‌ایم و برخی از آنان را درجاتی (مادی و نه روحانی) بالاتر از بعضی (دیگر) داده‌ایم، تا بعضی از آنها بعضی (دیگر) را به خدمت برگیرند. و رحمت پروردگارت از آنچه آنان می‌اندوزند بهتر است. quran_en_fa And were it not that (all) men might become of one (evil) way of life, We would provide, for everyone that blasphemes against (Allah) Most Gracious, silver roofs for their houses and (silver) stair-ways on which to go up, و اگر [بهره مندی کفار از انواع نعمت‌های مادی و تهیدستی مؤمنان، سبب] این نبود که همه مردم [به خاطر ضعف ایمان و ناآگاه بودن به حقایق] بر محور کفر امتی واحد شوند، ما برای خانه‌های کافران به [خدای] رحمان سقف هایی از نقره قرار می‌دادیم و نردبان هایی که با آن بر بالای خانه‌ها برآیند.///و اگر [بهره مندی کفار از انواع نعمت‌های مادی و تهیدستی مؤمنان، سبب] این نبود که همه مردم [به خاطر ضعف ایمان و ناآگاه بودن به حقایق] بر محور کفر امتی واحد شوند، ما برای خانه‌های کافران به [خدای] رحمان سقف هایی از نقره قرار می‌دادیم و نردبان هایی که با آن بر بالای خانه‌ها برآیند.///و اگر نه آن بود که همه مردم یک امت مى‌شدند، سقفهاى خانه‌هاى کسانى را که خداى رحمان را باور ندارند از نقره مى‌کردیم و بر آنها نردبامهایى مى‌نهادیم تا بر آن بالا روند.///و اگر بیم آن نبود که مردم [در انکار خدا] یک امت گردند، قطعا سقف خانه‌هاى کسانى را که به [خداى‌] رحمان کافر مى‌شوند، از نقره مى‌کردیم و بر آنها نردبان‌ها مى‌نهادیم که از آن بالا روند///و اگر نه آن بود که [همه‌] مردم [در انکار خدا] امتى واحد گردند، قطعا براى خانه‌هاى آنان که به [خداى‌] رحمان کفر مى‌ورزیدند، سقفها و نردبانهایى از نقره که بر آنها بالا روند قرار مى‌دادیم.///و اگر [بیم آن] نبود که مردم یکپارچه [کافر] شوند، براى خانه‌هاى کافران [به خداى] رحمان، سقف‌ها و نردبان‌هایى از نقره قرار مى‌دادیم که بر آنها بالا روند.///و اگر نه این بود که مردم همه یک نوع و یک امتند ما (از پستی و بی‌قدری دنیا) برای آنان که کافر به خدا می‌شوند سقف خانه‌هاشان را از نقره خام قرار می‌دادیم و (چندین طبقه که) نردبامهایی (نصب کرده) که بر سقف بالا روند.///و اگر این نبود که [نمی‌خواستیم‌] مردم امت یگانه‌ای [در کفر] شوند، برای خانه‌های کسانی که بر خداوند رحمان کفر می‌ورزیدند، سقفهایی سیمین پدید می‌آوردیم، و نیز نردبانهایی [از سیم‌] که بر آنها بالا روند///اگر (تمکن کفار از مواهب مادی) سبب نمی‌شد که همه مردم امت واحد (گمراهی) شوند، ما برای کسانی که به (خداوند) رحمان کافر می‌شدند خانه‌هایی قرار می‌دادیم با سقفهایی از نقره و نردبانهایی که از آن بالا روند،///و اگر نبود که می‌شدند مردم ملتی یگانه هر آینه قرار می‌دادیم برای آنان که کفر ورزیدند به خدای مهربان برای خانه‌های آنان پوشهائی از سیم و نردبانهائی که بر آنها برآیند///و اگر (چنان) نبود که مردم (در انکار خدا) امتی واحد می‌گشتند، همواره برای خانه‌هایشان - برای کسانی‌که به رحمان کفر می‌ورزند - سقف‌هایی از نقره و نردبان‌هایی که بر آنها آشکار گردند می‌نهادیم. quran_en_fa And (silver) doors to their houses, and thrones (of silver) on which they could recline, و برای خانه هایشان [نیز] درها و تخت هایی [از نقره می‌ساختیم] که بر آن تکیه زنند،///و برای خانه هایشان [نیز] درها و تخت هایی [از نقره می‌ساختیم] که بر آن تکیه زنند،///و براى خانه‌هایشان نیز درهایى از نقره مى‌کردیم و تختهایى که بر آن تکیه زنند.///و براى خانه‌هایشان نیز درها و تخت‌هایى [سیمین مى‌ساختیم‌] که بر آنها تکیه زنند///و براى خانه‌هایشان نیز درها و تختهایى که بر آنها تکیه زنند.///و براى خانه‌هایشان، درب‌هاى نقره‌ای متعدد قرار مى‌دادیم، و تخت‌هایى سیمین که بر آنها تکیه زنند.///و نیز بر منزلهاشان (از بزرگی و وسعت) درهای بسیار و تختهای زرنگار که بر آن تکیه زنند قرار می‌دادیم.///و نیز برای خانه‌هایشان درهایی [از سیم‌] و تختهایی [قرار می‌دادیم‌] که بر آنها تکیه زنند///و برای خانه‌هایشان درها و تختهایی (زیبا و نقره‌ای) قرار می‌دادیم که بر آن تکیه کنند؛///و برای خانه‌های آنان درهائی و تختهائی که بر آنها تکیه زنند///و برای خانه‌هاشان نیز درها و تخت‌هایی که بر آنها تکیه زنند، مقرر می‌داشتیم؛ quran_en_fa And also adornments of gold. But all this were nothing but conveniences of the present life: The Hereafter, in the sight of thy Lord is for the Righteous. و [برای خانه‌ها و زندگی آنان] زر و زیور [قرار می‌دادیم]، ولی همه این‌ها جز کالای اندک زندگی دنیا نیست، و آخرت نزد پروردگارت برای پرهیزکاران است؛///و [برای خانه‌ها و زندگی آنان] زر و زیور [قرار می‌دادیم]، ولی همه این‌ها جز کالای اندک زندگی دنیا نیست، و آخرت نزد پروردگارت برای پرهیزکاران است؛///و از هر گونه زینت. و همه اینها برخوردارى ناچیز دنیوى است، حال آنکه آخرت در نزد پروردگار تو براى پرهیزگاران است.///و زر و زیورهایى [دیگر نیز]، ولى اینها همه جز کالاى زندگى دنیا نیست، و آخرت نزد پروردگار تو از آن پرهیزکاران است///و زر و زیورهاى [دیگر نیز]. و همه اینها جز متاع زندگى دنیا نیست، و آخرت پیش پروردگار تو براى پرهیزگاران است.///و هرگونه زینتى [براى آنان فراهم مى‌کردیم]، ولى اینها فقط کالاى اندک زندگى دنیاست، و آخرت نزد پروردگارت براى پرهیزکاران است.///و عماراتشان به زر و زیور می‌آراستیم، و اینها همه متاع (پست فانی مردم) دنیاست و (نعمتهای ابدی) آخرت نزد خدای تو مخصوص اهل تقواست.///و زر و زیورهایی، و همه اینها کالای زندگانی دنیاست، و آخرت در نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است‌///و انواع زیورها؛ ولی تمام اینها بهره زندگی دنیاست، و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است!///و زیوری و هر آینه همه اینها بهره زندگانی دنیا است و آخرت است نزد پروردگار تو از آن پرهیزکاران‌///و زر و زیورهایی (دیگر را نیز). و همه‌ی این‌ها همواره جز متاع زندگی دنیا نیست و آخرت پیش پروردگارت تنها برای پرهیزگاران است. quran_en_fa If anyone withdraws himself from remembrance of (Allah) Most Gracious, We appoint for him an evil one, to be an intimate companion to him. و هر کس خود را از یاد [خدای] رحمان به کوردلی و حجاب باطن بزند، شیطانی بر او می‌گماریم که آن شیطان ملازم و دمسازش باشد.///و هر کس خود را از یاد [خدای] رحمان به کوردلی و حجاب باطن بزند، شیطانی بر او می‌گماریم که آن شیطان ملازم و دمسازش باشد.///هر کس که از یاد خداى رحمان روى گرداند، شیطانى بر او مى‌گماریم که همواره همراهش باشد.///و هر که از یاد [خداى‌] رحمان دل بگرداند، شیطانى بر او مى‌گماریم که همدم او گردد///و هر کس از یاد [خداى‌] رحمان دل بگرداند، بر او شیطانى مى‌گماریم تا براى وى دمسازى باشد.///و هر کس از یاد [خداى] رحمان روى‌گردان شود، شیطانى بر او مى‌گماریم که همراه و دمساز وى گردد.///و هر که از یاد خدا (و حکم قرآن) رخ بتابد شیطانی را بر او برانگیزیم تا یار و همنشین دایم وی باشد.///و هر کس از یاد خدای رحمان دل بگرداند، برای او شیطانی بگماریم که او همنشین اوست‌///و هر کس از یاد خدا روی‌گردان شود شیطان را به سراغ او میفرستیم پس همواره قرین اوست!///و هر که روی برتابد از یاد خدای مهربان برمی‌انگیزیم برایش شیطانی پس او است وی را همنشین‌///و هر کس از یاد (خدای) رحمان دل بگرداند، برایش شیطانی بر می‌گماریم؛ پس برای وی قرین و همنشین است. quran_en_fa Such (evil ones) really hinder them from the Path, but they think that they are being guided aright! و بی تردید شیطان‌ها چنین کسانی را از راه خدا باز می‌دارند، در حالی که [با این گمراهی سخت] گمان می‌کنند راه یافتگان واقعی آنانند؛///و بی تردید شیطان‌ها چنین کسانی را از راه خدا باز می‌دارند، در حالی که [با این گمراهی سخت] گمان می‌کنند راه یافتگان واقعی آنانند؛///و آن شیطانها آنان را از راه خدا باز مى‌گردانند، ولى پندارند که هدایت‌یافتگانند.///و مسلما آن [شیطان‌] ها ایشان را از راه باز مى‌دارند ولى آنها مى‌پندارند که هدایت یافتگانند///و مسلما آنها ایشان را از راه باز مى‌دارند و [آنها] مى‌پندارند که راه یافتگانند.///و شیطان‌ها آنها را از راه [حق] بازمى‌دارند؛ ولى آنها گمان مى‌کنند که هدایت‌یافته‌اند.///و آن شیاطین همیشه آن مردم از خدا غافل را از راه خدا باز دارند (و به ضلالت در افکنند) و پندارند که هدایت یافته‌اند.///و آنان ایشان را از راه [راست‌] باز دارند، و گمان برند که خود رهیافته‌اند///و آنها [= شیاطین‌] این گروه را از راه خدا بازمی‌دارند، در حالی که گمان می‌کنند هدایت‌یافتگان حقیقی آنها هستند!///و همانا آنان بازدارندشان از راه و پندارند که ایشانند راه‌یافتگان‌///و بی‌گمان آنان ایشان را همواره از راه (خدا) باز می‌دارند، حال آنکه می‌پندارند راه‌‌یافتگانند. quran_en_fa At length, when (such a one) comes to Us, he says (to his evil companion): "Would that between me and thee were the distance of East and West!" Ah! evil is the companion (indeed)! تا زمانی که [در قیامت] نزد ما آیند [به شیطانش] گوید: ای کاش میان من و تو فاصله و دوری مشرق و مغرب بود، پس بد همنشینی بودی!///تا زمانی که [در قیامت] نزد ما آیند [به شیطانش] گوید: ای کاش میان من و تو فاصله و دوری مشرق و مغرب بود، پس بد همنشینی بودی!///تا آنگاه که نزد ما آید، مى‌گوید: اى کاش دورى من و تو دورى مشرق و مغرب بود. و تو چه همراه بدى بودى.///تا آن‌گاه که او [با همدم خود] به حضور ما آید، [به شیطان خود] گوید: اى کاش میان من و تو فاصله مشرق و مغرب مى‌بود. پس چه بد همنشینى بودى///تا آنگاه که او [با دمسازش‌] به حضور ما آید، [خطاب به شیطان‌] گوید: «اى کاش میان من و تو، فاصله خاور و باختر بود، که چه بد دمسازى هستى!»///تا هنگامى که [در قیامت] نزد ما آید، [و به شیطان همدم خود] گوید: «اى کاش میان من و تو، فاصله‌ی مشرق و مغرب بود.! چه بد همنشینى بودى!»///(و چنین کس سرگرم دنیا شود) تا وقتی که به سوی ما باز آید آن گاه با نهایت حسرت گوید: ای کاش میان من و تو (ای شیطان) فاصله‌ای به دوری مشرق و مغرب بود که تو بسیار همنشین و یار بد اندیشی بر من بودی.///تا آنکه به نزد ما آید [و به آن شیطان‌] گوید کاش بین من و تو فاصله مشرق و مغرب بود، و چه بد همنشینی است‌///تا زمانی که (در قیامت) نزد ما حاضر شود می‌گوید: ای کاش میان من و تو فاصله مشرق و مغرب بود؛ چه بد همنشینی بودی!///تا گاهی که آید ما را گوید کاش میان من و تو دوری خاور و باختر بودی که چه زشت همنشینی است‌///تا آن‌گاه که او (با دمسازش) به حضورمان آید (به شیطان) گوید: «ای کاش میان من و تو، فاصله‌ی خاور و باختر بود. پس چه بد دمسازی (هستی)!» quran_en_fa When ye have done wrong, it will avail you nothing, that Day, that ye shall be partners in Punishment! و [به آنان گویند: امروز این گفتگو و آرزوی دوری از شیطان] هرگز به شما سودی نمی‌دهد؛ زیرا [در دنیا] ستم ورزیدید [و] اکنون همه با هم در عذاب مشترک خواهید بود؛///و [به آنان گویند: امروز این گفتگو و آرزوی دوری از شیطان] هرگز به شما سودی نمی‌دهد؛ زیرا [در دنیا] ستم ورزیدید [و] اکنون همه با هم در عذاب مشترک خواهید بود؛///چون ستم کردید آن روز پشیمانى سود نکند و هر دو در عذاب شریک باشید.///و چون ستم کردید، این که شما امروز در عذاب مشترکید، شما را هرگز سودى نخواهد بخشید///و امروز هرگز [پشیمانى‌] براى شما سود نمى‌بخشد، چون ستم کردید؛ در حقیقت، شما در عذاب، مشترک خواهید بود.///[خداوند به آنان مى‌فرماید:] «امروز [آرزوى دورى از شیطان] هرگز براى شما سودى ندارد، چرا که [در دنیا] ستم کردید. [اینک] در عذاب همراه بکدیگرید.»///و (ای ستمکاران، پشیمانی) هرگز در آن روز به حال شما سودی ندارد، زیرا در دنیا ظلم کردید، که امروز با شیاطین البته در عذاب دوزخ شریک هستید.///و هرگز چون ستم [/شرک‌] ورزیده‌اید، این روز [این امر] سودتان ندهد که در عذاب مشترکید///(ولی به آنها می‌گوییم:) هرگز این گفتگوها امروز به حال شما سودی ندارد، چرا که ظلم کردید؛ و همه در عذاب مشترکید!///و هرگز سودتان ندهد امروز گاهی که ستم کردید که شمائید در عذاب شرکت‌کنندگان‌///و امروز هرگز شرکت شما در عذاب بی‌گمان سودی برایتان ندارد؛ چون (هم‌سان) ستم کردید. quran_en_fa Canst thou then make the deaf to hear, or give direction to the blind or to such as (wander) in manifest error? پس آیا تو می‌توانی [دعوتت را] به کران بشنوانی، یا کوران و کسانی را که در گمراهی آشکارند هدایت کنی؟!///پس آیا تو می‌توانی [دعوتت را] به کران بشنوانی، یا کوران و کسانی را که در گمراهی آشکارند هدایت کنی؟!///آیا تو مى‌خواهى به کران سخن بشنوانى، یا کوران و آنهایى را که در گمراهى آشکار هستند راه بنمایى؟///پس آیا تو مى‌توانى کران را شنوا کنى یا کوردلان و کسانى را که در ضلالتى آشکارند هدایت کنى///پس آیا تو مى‌توانى کران را شنوا کنى، یا نابینایان و کسى را که همواره در گمراهى آشکارى است راه نمایى؟///[اى پیامبر!] آیا تو مى‌توانى سخن خود را به گوش کران برسانى؟ یا کوردلان، و کسانى را که در گمراهى آشکارند، هدایت کنى؟///آیا تو این کران را سخنی توانی آموخت یا این کوران (باطن) و آن را که دانسته به گمراهی می‌رود هدایت توانی کرد؟///آیا تو به ناشنوایان [پیام خود را] می‌شنوانی، یا نابینایان و کسی را که در گمراهی آشکار است، هدایت می‌کنی؟///(ای پیامبر!) آیا تو می‌توانی سخن خود را به گوش کران برسانی، یا کوران و کسانی را که در گمراهی آشکاری هستند هدایت کنی؟!///پس آیا تو می‌شنوانی کران را یا رهبری کنی کوران را و آن را که او است در گمراهی آشکار///آیا پس تو کران را می‌شنوانی، یا نابینایان و کسی را که همواره در گمراهی آشکارگری بوده راه می‌نمایی‌؟ quran_en_fa Even if We take thee away, We shall be sure to exact retribution from them, پس اگر تو را از دنیا ببریم، یقینا از اینان انتقام خواهیم گرفت،///پس اگر تو را از دنیا ببریم، یقینا از اینان انتقام خواهیم گرفت،///و اگر تو را ببریم، از آنها انتقام مى‌گیریم،///پس اگر ما تو را [از دنیا] ببریم، قطعا از آنها انتقام مى‌گیریم///پس اگر ما تو را [از دنیا] ببریم، قطعا از آنان انتقام مى‌کشیم،///پس اگر تو را ببریم، از آنان انتقام خواهیم گرفت.///پس اگر ما تو را به جوار خود بریم بعد از تو سخت از آنها انتقام می‌کشیم.///پس اگر تو را [از دنیا] ببریم، در آن صورت از ایشان داد می‌ستانیم‌///و هرگاه تو را از میان آنها ببریم، حتما از آنان انتقام خواهیم گرفت؛///پس اگر تو را بریم همانا مائیم از ایشان انتقام‌گیرندگان‌///پس اگر ما تو را حتما (از دنیا) می‌بریم، همواره از آنان انتقام‌کشندگانیم. quran_en_fa Or We shall show thee that (accomplished) which We have promised them: for verily We shall prevail over them. یا [اگر از دنیا نبریم] آنچه را از عذاب به آنان وعده کرده‌ایم به تو نشان خواهیم داد [در هر صورت ما آنان را عذاب می‌کنیم]، و بی تردید بر آنان چیره و مسلطیم؛///یا [اگر از دنیا نبریم] آنچه را از عذاب به آنان وعده کرده‌ایم به تو نشان خواهیم داد [در هر صورت ما آنان را عذاب می‌کنیم]، و بی تردید بر آنان چیره و مسلطیم؛///یا آن عذابى را که به آنها وعده داده‌ایم به تو نشان مى‌دهیم، که ما بر ایشان توانا هستیم.///یا آنچه را به ایشان وعده داده‌ایم به تو نشان مى‌دهیم، چرا که ما بر آنان تواناییم///یا [اگر] آنچه را به آنان وعده داده‌ایم به تو نشان دهیم؛ حتما ما بر آنان قدرت داریم.///یا عذابى را که به آنان وعده داده‌ایم، به تو نشان مى‌دهیم. بی‌شک ما بر [نابودى] آنان توانا و چیره‌ایم.///یا عذابی را که به آنها وعده دادیم به تو می‌نمایانیم (و به شمشیر تو از آنها انتقام می‌کشیم) که ما همه گونه بر (هلاک) آنها قادریم.///یا اگر به تو آنچه [از عذاب‌] به ایشان وعده داده‌ایم نشان دهیم، در هر صورت، بر ایشان تواناییم‌///یا اگر (زنده بمانی و) و آنچه را (از عذاب) به آنان وعده داده‌ایم به تو نشان دهیم، باز ما بر آنها مسلطیم!///یا نمائیم تو را آنچه بدیشان وعده دادیم همانا مائیم بر ایشان توانایان‌///یا (اگر) آنچه را به آنان وعده داده‌ایم به‌راستی به تو نشان دهیم‌، همواره ما بر آنان قدرتمندانیم. quran_en_fa So hold thou fast to the Revelation sent down to thee; verily thou art on a Straight Way. پس به آنچه بر تو وحی شده تمسک بجوی، یقینا تو بر راهی راست قرار داری؛///پس به آنچه بر تو وحی شده تمسک بجوی، یقینا تو بر راهی راست قرار داری؛///پس در آنچه به تو وحى شده است چنگ بزن که تو بر راه راست هستى.///پس به آنچه به تو وحى شده تمسک جوى که تو بر راهى راست هستى///پس به آنچه به سوى تو وحى شده است چنگ درزن، که تو بر راهى راست قرار دارى.///پس آنچه را به تو وحى شده، محکم بگیر. همانا تو بر راهی راست هستى.///پس به قرآنی که تو را وحی می‌شود تمسک کن که البته تو به راه راست (و طریق حق) هستی.///به آنچه بر تو وحی شده است، تمسک کن [و بدان که‌] تو بر راه راست هستی‌///آنچه را بر تو وحی شده محکم بگیر که تو بر صراط مستقیمی.///پس چنگ آن بدانچه وحی شد بسویت که توئی همانا بر راه راست‌///پس به (وسیله‌ی) آنچه سوی تو وحی شده است با کوشش، (خود و دیگران را از بی‌راهی‌ها به راه آر و) نگهدار، که تو همواره بر راهی راست استواری. quran_en_fa The (Qur'an) is indeed the message, for thee and for thy people; and soon shall ye (all) be brought to account. و مسلما [این] قرآن برای تو و قوم تو مایه تذکر [و شرف و عزت] است، و سپس [درباره آن] بازخواست خواهید شد.///و مسلما [این] قرآن برای تو و قوم تو مایه تذکر [و شرف و عزت] است، و سپس [درباره آن] بازخواست خواهید شد.///و قرآن سبب بلندآوازه گشتن تو و قوم توست، و زودا که بازخواست شوید.///و بى‌گمان این [قرآن‌] براى تو و براى قوم تو تذکرى است، و به زودى [در مورد آن‌] بازخواست خواهید شد///و به راستى که [قرآن‌] براى تو و براى قوم تو [مایه‌] تذکرى است، و به زودى [در مورد آن‌] پرسیده خواهید شد.///و این [قرآن] براى تو و قومت، مایه‌ی یادآورى است. و به زودى [درباره‌ی آن] بازخواست می‌شوید.///و قرآن برای تو و (مؤمنان) قومت شرف و نام بلندی است، و البته شما امت را باز می‌پرسند (که با قرآن چه کردید؟).///و آن یادآوری برای تو و قوم توست، و زودا که باز خواست شوید///و این مایه یادآوری (و عظمت) تو و قوم تو است و بزودی سؤال خواهید شد.///و هر آینه آن یادآوریی است برای تو و قومت و زود است پرسش شوید///و به‌راستی این (قرآن) برای تو و برای قوم تو به‌درستی یادواره‌ای (بزرگ) است و در آینده‌ای دور (از آن) پرسیده خواهید شد. quran_en_fa And question thou our messengers whom We sent before thee; did We appoint any deities other than (Allah) Most Gracious, to be worshipped? و از پیامبرانی که پیش از تو فرستاده‌ایم بپرس که آیا به جای [خدای] رحمان معبودانی که پرستش شوند، قرار داده‌ایم؟!///و از پیامبرانی که پیش از تو فرستاده‌ایم بپرس که آیا به جای [خدای] رحمان معبودانی که پرستش شوند، قرار داده‌ایم؟!///از پیامبران ما که پیش از تو فرستاده‌ایم بپرس: آیا جز خداى رحمان، دیگرى را براى پرستش آنها قرار داده بودیم؟///و از رسولان ما که پیش از تو فرستادیم بپرس: آیا در برابر [خداى‌] رحمان خدایانى قرار داده‌ایم که عبادت شوند///و از رسولان ما که پیش از تو گسیل داشتیم جویا شو؛ آیا در برابر [خداى‌] رحمان، خدایانى که مورد پرستش قرار گیرند مقرر داشته‌ایم؟///و از پیامبرانى که پیش از تو فرستاده‌ایم، جویا شو، که آیا به جای [خداوند] رحمان، معبودان دیگرى براى پرستش مردم قرار داده‌ایم؟///و از رسولانی که پیش از تو فرستادیم باز پرس (یعنی از سیرت آنها باز جو) که آیا ما جز خدای یکتای مهربان خدایان دیگری را معبود مردم قرار دادیم؟///و از [پیروان‌] پیامبران ما، کسانی که پیش از تو فرستاده‌ایم بپرس، که آیا به جای خداوند رحمان، خدایانی را حکم کرده‌ایم که پرستیده شوند؟///از رسولانی که پیش از تو فرستادیم بپرس: آیا غیر از خداوند رحمان معبودانی برای پرستش قرار دادیم؟!///و بپرس آن را که فرستادیم پیش از تو از فرستادگان خویش آیا قرار دادیم جز خدای مهربان خدایانی که پرستش شوند///و از رسولان ما - که پیش از تو گسیل داشتیم - جویا شو (که) آیا در برابر (خدای) رحمان، خدایانی که مورد پرستش قرار گیرند مقرر داشته‌ایم‌؟ quran_en_fa We did send Moses aforetime, with Our Signs, to Pharaoh and his Chiefs: He said, "I am a messenger of the Lord of the Worlds." و به راستی ما موسی را با نشانه‌های خود به سوی فرعون و سران و اشراف قومش فرستادیم، پس گفت: من فرستاده پروردگار جهانیانم؛///و به راستی ما موسی را با نشانه‌های خود به سوی فرعون و سران و اشراف قومش فرستادیم، پس گفت: من فرستاده پروردگار جهانیانم؛///و هر آینه موسى را همراه با آیات خود بر فرعون و مهتران قومش فرستادیم و گفت: من فرستاده پروردگار جهانیانم.///و به راستى موسى را با آیات خویش به سوى فرعون و بزرگانش فرستادیم، پس گفت: من فرستاده‌ى پروردگار جهانیانم///و همانا موسى را با نشانه‌هاى خویش به سوى فرعون و سران [قوم‌] او روانه کردیم. پس گفت: «من فرستاده پروردگار جهانیانم.»///و به راستی ما موسى را همراه با آیات [و معجزات] خود به سوى فرعون و اشراف قومش فرستادیم. پس گفت: «من فرستاده‌ی پروردگار جهانیانم.»///و ما موسی را با آیات و معجزاتی که به او دادیم به سوی فرعون و اشراف قومش (به رسالت) فرستادیم، او به آنها گفت: من رسول رب العالمینم.///و به راستی موسی را همراه با پدیده‌های شگرفمان به سوی فرعون و بزرگان قومش فرستادیم، آنگاه گفت من پیامبر پروردگار جهانیانیم‌///ما موسی را با آیات خود به سوی فرعون و درباریان او فرستادیم؛ (موسی به آنها) گفت: «من فرستاده پروردگار جهانیانم»///و همانا فرستادیم موسی را به آیتهای خویش بسوی فرعون و کسانش پس گفت من فرستاده پروردگار جهانیان‌///و همانا موسی را با نشانه‌های خویش سوی فرعون و فرعونیان روانه کردیم. پس گفت: «من به راستی فرستاده‌ی پروردگار جهانیانم.» quran_en_fa But when he came to them with Our Signs, behold they ridiculed them. نهایتا چون معجزه‌های ما را برای آنان آورد ناگاه آنان [از روی ریشخند] به آنان می‌خندیدند.///نهایتا چون معجزه‌های ما را برای آنان آورد ناگاه آنان [از روی ریشخند] به آنان می‌خندیدند.///چون آیات ما را بر آنان عرضه داشت، به ناگاه همه از آن به خنده افتادند.///پس چون آیات ما را براى آنها آورد، به ناگاه آنها به آن [آیات از روى تمسخر] مى‌خندیدند///پس چون آیات ما را براى آنان آورد، ناگهان ایشان بر آنها خنده زدند.///پس چون معجزه‌هاى ما را براى آنان آورد، به آن خندیدند.///چون آیات ما را بر آنها آورد آن را مسخره کرده و بر او خندیدند.///چون پدیده‌های شگرف ما را برای آنان آورد، آنگاه بود که به آنها می‌خندیدند///ولی هنگامی که او آیات ما را برای آنها آورد، به آن می‌خندیدند!///تا گاهی که بیامدشان به آیتهای ما ناگاه ایشانند بر آن خنده‌زنان‌///پس چون آیات ما را برایشان آورد، ناگهان ایشان به آنها (همی) می‌خندند. quran_en_fa We showed them Sign after Sign, each greater than its fellow, and We seized them with Punishment, in order that they might turn (to Us). ما هیچ معجزه‌ای را به آنان نشان نمی‌دادیم مگر آنکه از مشابهش بزرگ‌تر بود، و آنان را به عذاب دنیایی گرفتار کردیم، باشد که بازگردند.///ما هیچ معجزه‌ای را به آنان نشان نمی‌دادیم مگر آنکه از مشابهش بزرگ‌تر بود، و آنان را به عذاب دنیایی گرفتار کردیم، باشد که بازگردند.///و هر معجزه‌اى که به آنها نشان دادیم از معجزه دیگر عظیم‌تر بود. آنگاه همه را به عذاب گرفتار کردیم، باشد که بازگردند.///و ما هیچ معجزه‌اى به آنها نشان ندادیم مگر آن که از مشابهش عظیم‌تر بود، و آنها را به عذاب گرفتار کردیم تا مگر باز گردند///و [ما] نشانه‌اى به ایشان نمى‌نمودیم مگر اینکه آن از نظیر [و مشابه‌] آن بزرگتر بود، و به عذاب گرفتارشان کردیم تا مگر به راه آیند.///و ما هر معجزه‌اى به فرعونیان نشان مى‌دادیم، از همانندش بزرگ‌تر [و مهم‌تر] بود. و ما آنان را به [انواع] عذاب گرفتار کردیم، تا شاید بازگردند.///و ما هیچ معجز و آیتی به آنان نمی‌نمودیم جز آنکه از آیت دیگر بزرگتر (و در دلالت بر نبوت موسی روشن‌تر) بود (اما همه را تکذیب کردند) و ما هم آنها را به عذاب و بلایا گرفتار کردیم تا مگر (به سوی خدا) باز آیند.///و هیچ پدیده شگرفی به آنان ننمایاندیم مگر آنکه از همانندش بزرگتر بود، و ایشان را با عذاب فرو گرفتیم باشد که به راه آیند///ما هیچ آیه (و معجزه‌ای) به آنان نشان نمی‌دادیم مگر اینکه از دیگری بزرگتر (و مهمتر) بود؛ و آنها را به (انواع) عذاب گرفتار کردیم شاید بازگردند!///و ننمائیمشان آیتی مگر آن است بزرگتر از خواهرش (دیگری) و گرفتیمشان به عذاب باشد ایشان بازگردند///و ما هیچ نشانه‌ای (ربانی) به ایشان نمی‌نماییم، مگر اینکه آن از (نشانه) همانندش بزرگ‌تر است‌. و به عذاب گرفتیمشان، تا مگر (به راه) برگردند. quran_en_fa And they said, "O thou sorcerer! Invoke thy Lord for us according to His covenant with thee; for we shall truly accept guidance." و [وقتی گرفتار شدند] گفتند: ای جادوگر! پروردگارت را بر پایه عهدی که با تو کرده [که اگر ایمان آوریم عذاب را از ما بردارد] برای ما بخوان، که بی تردید ما هدایت خواهیم یافت.///و [وقتی گرفتار شدند] گفتند: ای جادوگر! پروردگارت را بر پایه عهدی که با تو کرده [که اگر ایمان آوریم عذاب را از ما بردارد] برای ما بخوان، که بی تردید ما هدایت خواهیم یافت.///گفتند: اى جادوگر، پروردگارت را با آن عهدى که با تو نهاده است براى ما بخوان که ما هدایت‌شدگانیم.///و گفتند: اى افسونگر! پروردگار خود را به آن عهدى که با تو کرده براى ما بخوان [که این عذاب را از ما بردارد] که ما حتما هدایت پذیر خواهیم بود///و گفتند: «اى فسونگر، پروردگارت را به [پاس‌] آنچه با تو عهد کرده، براى ما بخوان، که ما واقعا به راه درست درآمده‌ایم.»///و [وقتى گرفتار شدند، به موسى] گفتند: «اى جادوگر! پروردگارت را به آنچه نزد تو عهد کرده است، براى ما بخوان، [تا عذاب را از ما بردارد، که در آن صورت] قطعا هدایت تو را خواهیم پذیرفت.»///و گفتند: ای ساحر بزرگ، تو از خدای خود چون تعهدی با تو دارد (که دعایت مستجاب کند) بخواه (تا عذاب از ما بردارد) و ما بدین شرط البته هدایت می‌شویم.///و گفتند ای ساحر [ارجمند] برای ما به درگاه پروردگارت -با عهدی که با تو دارددعا کن که ما هم رهیافته‌ایم‌///(وقتی گرفتار بلا می‌شدند می) گفتند: «ای ساحر! پروردگارت را به عهدی که با تو کرده بخوان (تا ما را از این بلا برهاند) که ما هدایت خواهیم یافت (و ایمان می‌آوریم)!»///و گفتند ای جادوگر بخوان برای ما پروردگار خویش را بدانچه نزد تو سپرده است که مائیم همانا هدایت‌شدگان‌///و گفتند: «هان ای فسونگر! پروردگارت را - به (پاس) آنچه با تو عهد کرده - برایمان بخوان، (که) ما به‌راستی (در این صورت) بی‌گمان راه‌یافتگانیم.» quran_en_fa But when We removed the Penalty from them, behold, they broke their word. هنگامی که عذاب را از آنان برطرف می‌کردیم، ناگاه پیمان می‌شکستند.///هنگامی که عذاب را از آنان برطرف می‌کردیم، ناگاه پیمان می‌شکستند.///چون عذاب را از آنها برداشتیم، پیمان خود را شکستند.///پس هنگامى که عذاب را از آنها برداشتیم به ناگاه ایشان پیمان مى‌شکستند///و چون عذاب را از آنها برداشتیم، بناگاه آنان پیمان شکستند.///ولى همین که عذاب را از آنان برداشتیم، همان­دم همگى پیمان شکستند.///پس آن گاه که (به دعای موسی) ما عذاب را از آنها برداشتیم باز آنها نقض عهد کردند.///و چون عذاب را از آنان بر طرف ساختیم، آنگاه بود که پیمان شکنی کردند///اما هنگامی که عذاب را از آنها برطرف می‌ساختیم پیمان خود را می‌شکستند!///پس هنگامی که برداشتیم از ایشان عذاب را ناگاه ایشانند پیمان‌شکنان‌///پس چون (پرده‌ی) عذاب را از آنها برگرفتیم، ناگهان (هم) آنان پیمان می‌شکنند. quran_en_fa And Pharaoh proclaimed among his people, saying: "O my people! Does not the dominion of Egypt belong to me, (witness) these streams flowing underneath my (palace)? What! see ye not then? و فرعون در میان قومش ندا داد: گفت: ای قوم من! آیا حکومت و پادشاهی مصر ویژه من نیست و این نهرها از زیر [کاخ‌های] من به فرمان من روان نیستند؟ آیا [عظمت و حشمت من و فقر و تهیدستی موسی را] نمی‌بینید؟!///و فرعون در میان قومش ندا داد: گفت: ای قوم من! آیا حکومت و پادشاهی مصر ویژه من نیست و این نهرها از زیر [کاخ‌های] من به فرمان من روان نیستند؟ آیا [عظمت و حشمت من و فقر و تهیدستی موسی را] نمی‌بینید؟!///فرعون در میان مردمش ندا داد که: اى قوم من، آیا پادشاهى مصر و این جویباران که از زیر پاى من جارى هستند از آن من نیستند؟ آیا نمى‌بینید؟///و فرعون در میان مردمش بانگ برآورد [و گفت:] اى قوم من! آیا حکومت مصر و این نهرها که از زیر [کاخ‌هاى‌] من جارى است از آن من نیست؟ آیا نمى‌بینید///و فرعون در [میان‌] قوم خود ندا درداد [و] گفت: «اى مردم [کشور] من، آیا پادشاهى مصر و این نهرها که از زیر [کاخهاى‌] من روان است از آن من نیست؟ پس مگر نمى‌بینید؟///و فرعون در میان قوم خود ندا داد: «اى قوم من! آیا فرمانروایی مصر از آن من نیست؟ و این نهرها از زیر [کاخ] من روان نیست؟ پس آیا [شکوه من و فقر موسی را] نمى‌بینید؟///و فرعون در میان قومش آوازه بلند کرد که‌ای مردم، آیا کشور با عظمت مصر از من نیست؟ و چنین نهرها از زیر قصر من جاری نیست؟ آیا (عزت و جلال مرا در عالم به چشم) مشاهده نمی‌کنید؟///و فرعون در میان قومش [چنین‌] آواز در داد که‌ای قوم من آیا فرمانروایی مصر از آن من نیست و آیا این رودها از زیر [کوشک‌] من روان نیست، آیا نمی‌نگرید؟///فرعون در میان قوم خود ندا داد و گفت: «ای قوم من! آیا حکومت مصر از آن من نیست، و این نهرها تحت فرمان من جریان ندارد؟ آیا نمی‌بینید؟///و بانگ برآورد فرعون در قوم خویش گفت ای قوم من آیا نیست از آن من پادشاهی مصر و این جویها روانند از زیرم آیا نمی‌بینید///و فرعون در میان گروهش ندا در داد (و) گفت: «ای مردمان (کشور) من! آیا پادشاهی مصر و این نهرها - که از زیر (کاخ‌ها و باغ‌های) من روان است - از آن من نیست‌؟ پس مگر نمی‌نگرید؟» quran_en_fa "Am I not better than this (Moses), who is a contemptible wretch and can scarcely express himself clearly? مگر نه این است که من از این کسی که خوار و بی مقدار است و نمی‌تواند روشن و گویا سخن گوید، بهترم؟///مگر نه این است که من از این کسی که خوار و بی مقدار است و نمی‌تواند روشن و گویا سخن گوید، بهترم؟///آیا من بهترم یا این مرد خوار ذلیل که درست سخن‌گفتن نتواند؟///بلکه من از این مردى که بى‌مقدار است و قادر بر بیان نیست بهترم///آیا [نه‌] من از این کس که خود بى‌مقدار است و نمى‌تواند درست بیان کند بهترم؟///بلکه من از این کسى که بى‌مقدار است، و نمى‌تواند روشن سخن بگوید، بهترم.///بلکه من (به ریاست و سلطنت) بهترم تا چنین مرد فقیر خواری که هیچ منطق و بیان روشنی ندارد؟///بلکه من بهترم از این کسی که بی‌مقدار است، و نزدیک نیست که سخن واضح بگوید///مگر نه این است که من از این مردی که از خانواده و طبقه پستی است و هرگز نمی‌تواند فصیح سخن بگوید برترم؟///بلکه من بهترم از آن که او است زبون و نیارد که گویا گردد///«یا من بهترم از این کس]: موسی [که (هم) او بسی بی‌مقدار است و نزدیک به این (هم) نیست (که خود را و افکارش را) نشان دهد؟» quran_en_fa "Then why are not gold bracelets bestowed on him, or (why) come (not) with him angels accompanying him in procession?" [اگر موسی، عزت، سربلندی، کرامت و شخصیت داشت] پس چرا دستبندهای زرین و طلا بر او آویخته نشده است؟ یا چرا فرشتگانی [برای اثبات نبوتش] همراه او نیامده‌اند؟///[اگر موسی، عزت، سربلندی، کرامت و شخصیت داشت] پس چرا دستبندهای زرین و طلا بر او آویخته نشده است؟ یا چرا فرشتگانی [برای اثبات نبوتش] همراه او نیامده‌اند؟///چرا دستهایش را به دستبندهاى طلا نیاراسته‌اند؟ و چرا گروهى از فرشتگان همراهش نیامده‌اند؟///پس چرا بر او دستبندهاى زرین [از جانب خدا] افکنده نشده یا فرشتگان همراه وى نیامده‌اند///پس چرا بر او دستبندهایى زرین آویخته نشده؟ یا با او فرشتگانى همراه نیامده‌اند؟///چرا دستبندهایى از طلا بر او آویخته نیست؟ یا چرا با او فرشتگانى همراه نشده‌اند [تا گفتارش را تأیید کنند]؟»///(و اگر موسی رسول خداست) چرا (او را دستگاهی نیست و) طوق زرین بر دست ندارد یا چرا فرشتگان آسمان همراه او نیامده‌اند.///پس چرا دستبندهایی زرین برای او نازل نشده، یا چرا با او فرشتگانی نیامده‌اند که همراهی کنند؟///(اگر راست می‌گوید) چرا دستبندهای طلا به او داده نشده، یا اینکه چرا فرشتگان دوشادوش او نیامده‌اند (تا گفتارش را تأیید کنند)؟!///پس چرا افکنده نشد بر او دست‌بندهائی از زر یا بیایند با وی فرشتگان برابر (دوشادوش)///«پس چرا بر او دستبندهایی زرین (از سوی خدایش) افکنده نشده‌؟ یا با او فرشتگانی پیوسته نیامده‌اند؟» quran_en_fa Thus did he make fools of his people, and they obeyed him: truly were they a people rebellious (against Allah). پس او قومش را سبک مغز شمرد [و آنان را با وسوسه و اغواگری فریفت و خوارشان کرد] در نتیجه از او اطاعت کردند؛ زیرا آنان مردمی فاسق و نافرمان بودند.///پس او قومش را سبک مغز شمرد [و آنان را با وسوسه و اغواگری فریفت و خوارشان کرد] در نتیجه از او اطاعت کردند؛ زیرا آنان مردمی فاسق و نافرمان بودند.///پس قوم خود را گمراه ساخت تا از او اطاعت کردند، که مردمى تبهکار بودند.///پس قوم خود را سبک مغز گردانید در نتیجه اطاعتش کردند، مسلما آنها مردمى نافرمان بودند///پس قوم خود را سبک‌مغز یافت [و آنان را فریفت‌] و اطاعتش کردند، چرا که آنها مردمى منحرف بودند.///پس [فرعون]، قوم خود را سبک شمرد [و خوار و ذلیل داشت‌،] آنها هم اطاعتش کردند، زیرا قومى فاسق بودند.///و (به این تبلیغات دروغ و باطل) قومش را ذلیل و زبون داشت تا همه مطیع فرمان وی شدند که آنها مردمی فاسق و نابکار بودند.///پس قومش را از راه به در برد، آنگاه از او پیروی کردند که ایشان [در برابر خداوند] قومی نافرمان بودند///(فرعون) قوم خود را سبک شمرد، در نتیجه از او اطاعت کردند؛ آنان قومی فاسق بودند!///پس سبکسر ساخت قومش را پس فرمانبردارش کردند که بودند ایشان همانا گروهی نابفرمان‌///پس قوم خود را سبک گرفت، تا پیرویش کردند. آنان بی‌گمان مردمانی منحرف بوده‌اند. quran_en_fa When at length they provoked Us, We exacted retribution from them, and We drowned them all. چون ما را به خشم آوردند از آنان انتقام گرفتیم، پس همه را غرق کردیم.///چون ما را به خشم آوردند از آنان انتقام گرفتیم، پس همه را غرق کردیم.///چون ما را به خشم آوردند، از آنها انتقام گرفتیم و همگان را غرقه ساختیم.///و چون ما را به خشم آوردند از آنها انتقام گرفتیم و همگى‌شان را غرق کردیم///و چون ما را به خشم درآوردند، از آنان انتقام گرفتیم و همه آنان را غرق کردیم.///پس چون ما را به خشم آوردند، از آنان انتقام گرفتیم و همه‌ی آنان را غرق کردیم.///پس آن گاه که فرعون و فرعونیان ما را به خشم آوردند ما هم از آنان انتقام کشیدیم و همه را غرق (دریای هلاک) نمودیم.///و چون ما را به خشم آوردند، از ایشان انتقام گرفتیم، و همگیشان را غرقه ساختیم‌///اما هنگامی که ما را به خشم آوردند، از آنها انتقام گرفتیم و همه را غرق کردیم.///تا گاهی که به خشم آوردند ما را کین کشیدیم از ایشان پس غرق ساختیم ایشان را همگی‌///پس هنگامی‌که ما را به (خشم و) اندوه درآوردند، از آنان انتقام گرفتیم. پس همه‌ی آنان را غرق کردیم. quran_en_fa And We made them (a people) of the Past and an Example to later ages. در نتیجه آنان را پیشگامان [دوزخیان] و عبرتی برای آیندگان قرار دادیم.///در نتیجه آنان را پیشگامان [دوزخیان] و عبرتی برای آیندگان قرار دادیم.///آنان را در شمار گذشتگان و داستان براى آیندگان کردیم.///پس آنها را پیشینیانى [براى کفر و فسق‌] و عبرتى براى آیندگان قرار دادیم///و آنان را پیشینه‌اى [بد] و عبرتى براى آیندگان گردانیدیم.///پس آنان را پیشگامانى [بد،] و عبرتى براى آیندگان قرار دادیم.///و هلاک آن قوم را مایه عبرت آیندگان قرار دادیم.///و آنان را پیشینه و مایه عبرت واپسینان گرداندیم‌///و آنها را پیشگامان (در عذاب) و عبرتی برای دیگران قرار دادیم.///پس گردانیدیمشان گذشته و نمونه‌ای برای بازماندگان‌///در نتیجه آنان را گذشته‌‌ای و نمادی برای آیندگان نهادیم. quran_en_fa When (Jesus) the son of Mary is held up as an example, behold, thy people raise a clamour thereat (in ridicule)! و چون فرزند مریم [در آیات قرآن به نداشتن پدر به عنوان روح خدا و کلمة الله] مثل زده شد، ناگهان قوم [مشرک و بت پرست] تو نسبت به آن به مسخره و خنده فریاد برداشتند،///و چون فرزند مریم [در آیات قرآن به نداشتن پدر به عنوان روح خدا و کلمة الله] مثل زده شد، ناگهان قوم [مشرک و بت پرست] تو نسبت به آن به مسخره و خنده فریاد برداشتند،///و چون داستان پسر مریم آورده شد، قوم تو به شادمانى فریاد زدند،///و هنگامى که [تولد] پسر مریم [براى قدرت خدا] مثل زده شد، به ناگاه قوم تو از آن سخن [به تمسخر و خنده‌] سرو صدا راه انداختند///و هنگامى که [در مورد] پسر مریم مثالى آورده شد، بناگاه قوم تو از آن [سخن‌] هلهله درانداختند [و اعراض کردند]،///و چون [بت‌پرستان] درباره‌ی [عیسى] پسر مریم مثالى زدند ناگهان قوم تو فریاد تمسخر برداشتند.///و چون به عیسی فرزند مریم مثلی زده شد (او را به آدم در نداشتن پدر مثل زد) قوم تو از آن به فریاد آمدند (و سخت بر آنان گران بود).///و چون [آفرینش‌] پسر مریم مثل زده شد، آنگاه قوم تو از آن بانگ [به ریشخند] برداشتند///و هنگامی که درباره فرزند مریم مثلی زده شد، ناگهان قوم تو بخاطر آن داد و فریاد راه انداختند.///و گاهی که زده شد پسر مریم مثلی ناگاه قومت از او بازدارند (یا برگردند)///و هنگامی که پسر مریم (برایشان به عنوان) مثال و نمونه‌ای آورده شد، به ناگاه قوم تو از او به شدت منصرف (و منحرف) می‌شوند. quran_en_fa And they say, "Are our gods best, or he?" This they set forth to thee, only by way of disputation: yea, they are a contentious people. و گفتند: آیا معبودان ما بهترند یا او. [ولی] آنان این مقایسه را به عنوان مثل برای تو نزدند مگر از روی جدال بی منطق و ستیزه جویی [تو معبود بودن عیسی را نپذیرفته‌ای]، بلکه اینان گروهی ستیزه جو [و در جدال باطل بسیار سرسخت] هستند.///و گفتند: آیا معبودان ما بهترند یا او. [ولی] آنان این مقایسه را به عنوان مثل برای تو نزدند مگر از روی جدال بی منطق و ستیزه جویی [تو معبود بودن عیسی را نپذیرفته‌ای]، بلکه اینان گروهی ستیزه جو [و در جدال باطل بسیار سرسخت] هستند.///و گفتند: آیا خدایان ما بهترند یا او؟ و این سخن را جز براى جدال با تو نگفتند، که مردمى ستیزه‌جویند.///و گفتند: آیا معبودهاى ما بهترند یا او؟ [اگر معبودهاى ما در آتشند او نیز به دلیل معبود واقع شدن در آتش است‌]. این [مثل‌] را براى تو نزدند مگر از روى ستیزه‌جویى، بلکه آنها مردمى ستیزه جویند///و گفتند: «آیا معبودان ما بهترند یا او؟» آن [مثال‌] را جز از راه جدل براى تو نزدند، بلکه آنان مردمى جدل‌پیشه‌اند.///و گفتند: «آیا خدایان ما بهترند یا او؟» این مثال را براى تو تنها از راه جدال [و لجاجت] زدند، بلکه آنان گروهى کینه‌توز و پرخاشگرند.///و مشرکان به اعتراض گفتند: آیا خدایان ما بهترند یا او (عیسی بن مریم؟ اگر به قول محمد، غیر خدا همه معبودان در آتش بسوزند لازم آید عیسی هم بسوزد) و این سخن را با تو جز به جدل و انکار نگفتند، که آنها قومی حریف جدل و خصومتند.///و گفتند آیا خدایان ما بهترند یا او؟ و این مثل را برای تو نزدند مگر از راه جدل، آری که قومی ستیزه‌جو هستند///و گفتند: «آیا خدایان ما بهترند یا او [= مسیح‌]؟! (اگر معبودان ما در دوزخند، مسیح نیز در دوزخ است، چرا که معبود واقع شده)!» ولی آنها این مثل را جز از طریق جدال (و لجاج) برای تو نزدند؛ آنان گروهی کینه‌توز و پرخاشگرند!///و گفتند آیا خدایان ما بهترند یا او نزدندش برای تو جز به ستیزگی بلکه ایشانند گروهی ستیزه‌جویان‌///و گفتند: «آیا معبودان ما بهترند یا او؟» آن مثال را جز از راه جدل برای تو نزدند، بلکه آنان مردمی ستیزه‌جو و جدل‌پیشه‌اند. quran_en_fa He was no more than a servant: We granted Our favour to him, and We made him an example to the Children of Israel. او نبود جز بنده‌ای که به او نعمت [نبوت و معجزات را] عطا کردیم و وی را برای بنی اسرائیل نشانه‌ای بزرگ [از قدرت خود] قرار دادیم [تا به وسیله او حق برای آنان روشن شود.]///او نبود جز بنده‌ای که به او نعمت [نبوت و معجزات را] عطا کردیم و وی را برای بنی اسرائیل نشانه‌ای بزرگ [از قدرت خود] قرار دادیم [تا به وسیله او حق برای آنان روشن شود.]///او جز بنده‌اى نبود که ما نعمتش ارزانى داشتیم و مایه عبرت بنى‌اسرائیلش گردانیدیم.///او جز بنده‌اى که موهبتش دادیم و او را براى بنى اسرائیل سرمشق و نمونه ساختیم نیست/// [عیسى‌] جز بنده‌اى که بر وى منت نهاده و او را براى فرزندان اسرائیل سرمشق [و آیتى‌] گردانیده‌ایم نیست.///عیسى فقط بنده‌اى بود که ما به او نعمت بخشیدیم و او را براى بنى‌اسرائیل الگو و نمونه قرار دادیم.///عیسی نبود جز بنده خاصی که ما او را به نعمت (رسالت) برگزیدیم و بر بنی اسرائیل مثل (و حجت) قرار دادیم.///او جز بنده‌ای نیست که بر او نعمتها ارزانی داشته‌ایم، و او را برای بنی‌اسرائیل مایه عبرت ساخته‌ایم‌///مسیح فقط بنده‌ای بود که ما نعمت به او بخشیدیم و او را نمونه و الگوئی برای بنی اسرائیل قرار دادیم.///نیست او جز بنده‌ای که بخشیدیم بدو و گردانیدیمش مثلی برای بنی‌اسرائیل‌///(عیسی) جز بنده‌ای نیست که بر وی منت نهادیم و او را برای فرزندان اسرائیل نماد و نمودی (وحیانی) گردانیده‌ایم. quran_en_fa And if it were Our Will, We could make angels from amongst you, succeeding each other on the earth. [ولادت، نبوت و معجزات عیسی از قدرت ما عجیب نیست] و ما اگر بخواهیم برخی از شما را در زمین فرشتگانی قرار می‌دهیم که جانشین [صاحب کمالاتی چون خود] باشند.///[ولادت، نبوت و معجزات عیسی از قدرت ما عجیب نیست] و ما اگر بخواهیم برخی از شما را در زمین فرشتگانی قرار می‌دهیم که جانشین [صاحب کمالاتی چون خود] باشند.///اگر مى‌خواستیم به جاى شما فرشتگانى پدید مى‌آوردیم تا در روى زمین جانشین شما گردند.///و اگر مى‌خواستیم، البته به جاى شما فرشتگانى قرار مى‌دادیم که در زمین جانشین [شما] شوند///و اگر بخواهیم قطعا به جاى شما فرشتگانى که در [روى‌] زمین جانشین [شما] گردند قرار دهیم.///و اگر می­خواستیم به جای شما در زمین فرشتگانی می­گماشتیم که جانشین [شما] گردند.///و اگر ما بخواهیم، به جای شما آدمیان فرشتگان را در زمین جانشین می‌گردانیم.///و اگر می‌خواستیم به جای شما فرشتگانی در روی زمین پدید می‌آوردیم که جانشین شوند///و هرگاه بخواهیم به جای شما در زمین فرشتگانی قرار می‌دهیم که جانشین (شما) گردند!///و اگر می‌خواستیم قرار می‌دادیم بجای شما فرشتگانی در زمین جانشین شوند///و اگر بخواهیم بی‌گمان از شما فرشتگانی - که در (روی) زمین جانشین (یکدیگر) باشند - قرار می‌دهیم. quran_en_fa And (Jesus) shall be a Sign (for the coming of) the Hour (of Judgment): therefore have no doubt about the (Hour), but follow ye Me: this is a Straight Way. و عیسی [با ولادتی که ویژه او بود، و با معجزاتی چون شفا دادن کور مادرزاد، علاج بیماری برص، زنده کردن مردگان و دمیدن روح در مجسمه گلی] سبب یقین به قیامت است، پس هرگز در وقوع آن تردید مکنید، و از من پیروی نمایید که این است راه راست.///و عیسی [با ولادتی که ویژه او بود، و با معجزاتی چون شفا دادن کور مادرزاد، علاج بیماری برص، زنده کردن مردگان و دمیدن روح در مجسمه گلی] سبب یقین به قیامت است، پس هرگز در وقوع آن تردید مکنید، و از من پیروی نمایید که این است راه راست.///و هر آینه او نشانه فرارسیدن قیامت است. در آن شک مکنید، و از من متابعت کنید. این است راه راست.///و همانا وجود او (عیسى) دانشى براى [فهم‌] رستاخیز است، پس زنهار در آن تردید نکنید و از من پیروى کنید که راه راست این است///و همانا آن، نشانه‌اى براى [فهم‌] رستاخیز است، پس زنهار در آن تردید مکن، و از من پیروى کنید؛ این است راه راست!///و همانا او، [که مرده زنده مى‌کرد،] مایه‌ی علم و آگاهى به قیامت است. پس در قیامت شک نکنید و از من پیروى کنید، که این راهی راست است.///و (نزول) عیسی علم و نشانه ساعت قیامت است (و مبشر حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم خواهد بود)، زنهار در آن ساعت شک و ریب روا مدارید و (امر) مرا پیروی کنید که راه راست همین است.///و همانا او [عیسی یا قرآن‌] نشانه قیامت است، پس هرگز در آن شک نداشته باشید، و از من پیروی کنید، این راهی راست است‌///و او [= مسیح‌] سبب آگاهی بر روز قیامت است. (زیرا نزول عیسی گواه نزدیکی رستاخیز است)؛ هرگز در آن تردید نکنید؛ و از من پیروی کنید که این راه مستقیم است!///و همانا آن علمی است به ساعت پس شک نورزید بدان و مرا پیروی کنید این است راهی راست‌///و همانا فرود آمدن ملائکه، علمی است برای ساعت (آخرین). پس زنهار در آن تردید نکنید و مرا پیروی کنید؛ این راهی است راست! quran_en_fa Let not the Evil One hinder you: for he is to you an enemy avowed. و شیطان شما را [از راه راست] باز ندارد، بی تردید او برای شما دشمنی آشکار است.///و شیطان شما را [از راه راست] باز ندارد، بی تردید او برای شما دشمنی آشکار است.///شیطان شما را از راه باز نگرداند، زیرا او دشمن آشکار شماست.///و شیطان شما را از راه باز ندارد، چرا که او دشمن آشکار شماست///و مبادا شیطان شما را از راه به در برد، زیرا او براى شما دشمنى آشکار است.///و شیطان شما را [از راه خدا] باز ندارد، که او دشمن آشکار شماست.///و مبادا شیطان شما را (از راه حق) بازگرداند، که دشمنی او شما را آشکار است.///و شیطان راه شما را نزند، که او دشمن آشکار شماست‌///و شیطان شما را (از راه خدا) باز ندارد، که او دشمن آشکار شماست!///و بازندارد شما را شیطان که او شما را است دشمنی آشکار///و مبادا شیطان شما را (از حق) جلوگیری کند (که) همانا او برای شما دشمنی آشکارگر است. quran_en_fa When Jesus came with Clear Signs, he said: "Now have I come to you with Wisdom, and in order to make clear to you some of the (points) on which ye dispute: therefore fear Allah and obey me. و هنگامی که عیسی دلایل روشن آورد، گفت: به راستی من برای شما حکمت آوردم، و تا برای شما [حکم] برخی [از عقاید و احکام] را که در آن اختلاف می‌کنید بیان کنم؛ بنابراین از خدا پروا کنید و از من اطاعت نمایید.///و هنگامی که عیسی دلایل روشن آورد، گفت: به راستی من برای شما حکمت آوردم، و تا برای شما [حکم] برخی [از عقاید و احکام] را که در آن اختلاف می‌کنید بیان کنم؛ بنابراین از خدا پروا کنید و از من اطاعت نمایید.///و چون عیسى با دلیلهاى روشن خود آمد، گفت: برایتان حکمت آورده‌ام و آمده‌ام تا چیزهایى را که در آن اختلاف مى‌کنید بیان کنم. پس، از خدا بترسید و از من اطاعت کنید.///و هنگامى که عیسى دلایل روشن [براى آنها] آورد گفت: همانا براى شما حکمت آورده‌ام و [آمده‌ام‌] تا برخى چیزها را که در آن اختلاف مى‌کنید برایتان بیان کنم، پس از خدا بترسید و از من اطاعت کنید///و چون عیسى دلایل آشکار آورد، گفت: «به راستى براى شما حکمت آوردم، و تا در باره بعضى از آنچه در آن اختلاف مى‌کردید برایتان توضیح دهم. پس، از خدا بترسید و فرمانم ببرید.»///و چون عیسى با دلایل روشن [و معجزات] آمد، گفت: «همانا من براى شما حکمت آورده‌ام، [و آمده‌ام] تا برخى از آنچه را در آن اختلاف دارید، براى شما روشن کنم. پس از خداوند پروا و مرا اطاعت کنید.///و چون عیسی با ادله و معجزات (برای هدایت خلق) آمد گفت: من آمده‌ام با حکمت و برهان (و کتاب انجیل آسمانی تا شما را هدایت کنم) و تا بعض احکامی که در آن اختلاف می‌کنید (از تورات) بیان سازم، پس خدا ترس و پرهیزکار شوید و مرا اطاعت کنید.///و چون عیسی پدیده‌های شگرف را آورد، گفت به راستی برای شما حکمت آورده‌ام، و برای شما بعضی از اموری را که در آن اختلاف نظر دارید روشن می‌سازم، پس از خداوند پروا و از من پیروی کنید///و هنگامی که عیسی دلایل روشن (برای آنها) آورد گفت: «من برای شما حکمت آورده‌ام، و آمده‌ام تا برخی از آنچه را که در آن اختلاف دارید روشن کنم؛ پس تقوای الهی پیشه کنید و از من اطاعت نمایید!///و هنگامی که بیامد عیسی به نشانیها گفت همانا آوردم شما را به حکمت و تا بیان کنم برای شما پاره آنچه را در آن اختلاف دارید پس بترسید خدا را و مرا فرمان برید///و چون عیسی با دلایل آشکار آمد، گفت: «به‌راستی شما را حکمت آوردم و تا درباره‌ی بعضی از آنچه در آن اختلاف می‌کنید برایتان توضیح دهم. پس از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید.» quran_en_fa "For Allah, He is my Lord and your Lord: so worship ye Him: this is a Straight Way." بی تردید خدا پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید که این است راه راست.///بی تردید خدا پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید که این است راه راست.///خداى یکتا پروردگار من و پروردگار شماست. او را بپرستید. راه راست این است.///بى‌تردید خداوند [یکتا]، همو پروردگار من و پروردگار شماست، پس [تنها] او را بپرستید که راه راست همین است///در حقیقت، خداست که خود پروردگار من و پروردگار شماست. پس او را بپرستید؛ این است راه راست.///خداوند، همان پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید که این راهی راست است.»///همانا خدای یکتا پروردگار من و شماست، تنها پرستش او کنید که این راه راست است.///بی‌گمان خداوند پروردگار من است و پروردگار شماست، او را بپرستید که راه راست همین است‌///خداوند پروردگار من و پروردگار شماست؛ (تنها) او را پرستش کنید که راه راست همین است!»///همانا خدا است پروردگار من و پروردگار شما پس بپرستیدش این است راهی راست‌///«همانا خداست (که) او پروردگار من و پروردگار شماست. پس او را بپرستید؛ این راهی است بس راست.» quran_en_fa But sects from among themselves fell into disagreement: then woe to the wrong-doers, from the Penalty of a Grievous Day! از میان امت عیسی گروه هایی [درباره او و دینش] اختلاف کردند [و هر یک چون نسطوریه، ملکانیه، مرقوسیه و شمعونیه به عقیده‌ای خلاف حق پای بند شدند، و آیینی غیر آیین مسیح را به عنوان آیین مسیح برگزیدند] پس وای بر کسانی که [به آیات خدا] ستم ورزیدند از عذاب روزی دردناک.///از میان امت عیسی گروه هایی [درباره او و دینش] اختلاف کردند [و هر یک چون نسطوریه، ملکانیه، مرقوسیه و شمعونیه به عقیده‌ای خلاف حق پای بند شدند، و آیینی غیر آیین مسیح را به عنوان آیین مسیح برگزیدند] پس وای بر کسانی که [به آیات خدا] ستم ورزیدند از عذاب روزی دردناک.///گروه‌ها با هم اختلاف کردند. پس واى بر ستمکاران از عذاب دردآور قیامت.///پس گروه‌ها از میان خودشان [در باره‌ى مسیح‌] اختلاف کردند. پس واى بر کسانى که ستم کردند از عذاب روزى دردناک///تا [آنکه‌] از میانشان، احزاب دست به اختلاف زدند، پس واى بر کسانى که ستم کردند از عذاب روزى دردناک!///پس گروه‌هایى از میان آنها [درباره‌ی مسیح] اختلاف ورزیدند، [و برخى او را خدا پنداشتند.] واى بر کسانى که ستم کردند، از عذاب روزى دردناک!///باز فرق یهود و نصارا بین خود اختلاف انداختند، پس وای بر ستمکاران عالم از عذاب دردناک روز قیامت.///ولی گروه مشرکان در میان خود به اختلاف سخن گفتند، پس وای بر ستمگران [مشرک‌] از عذاب روزی سهمگین‌///ولی گروه‌هایی از میان آنها (درباره مسیح) اختلاف کردند (و بعضی او را خدا پنداشتند)؛ وای بر کسانی که ستم کردند از عذاب روزی دردناک!///پس اختلاف کردند احزاب از میان ایشان پس وای برای آنان که ستم کردند از عذاب روزی دردناک‌///پس از میانشان، احزاب (ستمگر) دست به اختلاف زدند. پس وای از عذاب روزی دردناک برای کسانی که ستم کردند. quran_en_fa Do they only wait for the Hour - that it should come on them all of a sudden, while they perceive not? آیا جز این انتظاری دارند که ناگاه قیامت در رسد در حالی که نمی‌فهمند؟///آیا جز این انتظاری دارند که ناگاه قیامت در رسد در حالی که نمی‌فهمند؟///آیا چشم به راه چیزى جز قیامتند که ناگاه و بى‌خبرشان بیاید؟///آیا جز رستاخیز را چشم به راهند که ناگهان به سراغشان آید در حالى که بى‌خبرند///آیا جز [این‌] انتظار مى‌برند که رستاخیز -در حالى که حدس نمى‌زنند- ناگهان بر آنان در رسد؟///آیا جز قیامت را انتظار مى‌برند که ناگهان به سراغشان آید، در حالى که بى‌خبر باشند؟///آیا به جز ساعت قیامت را انتظار می‌کشند که ناگاه بر آنها فرا می‌رسد و آنها غافل (از خدا) و بی‌خبر (از روز قیامت) اند؟///انتظار ندارند مگر قیامت را که به ناگهان به سراغشان آید و ایشان ناآگاه باشند///آیا جز این انتظار دارند که قیامت ناگهان به سراغشان آید در حالی که نمی‌فهمند؟///آیا چشم به راهند جز ساعت را که بیایدشان ناگاه و ایشان ندانند///آیا جز (این) انتظار می‌برند و می‌نگرند، که ساعت (قیامت) - در حالی که حدس نمی‌زنند - ناگهان آنان را در رسد؟ quran_en_fa Friends on that day will be foes, one to another,- except the Righteous. در آن روز دوستان دشمن یکدیگرند مگر پرهیزکاران.///در آن روز دوستان دشمن یکدیگرند مگر پرهیزکاران.///در آن روز دوستان -غیر از پرهیزگاران- دشمن یکدیگرند.///در آن روز دوستان، بعضى دشمن بعضى دیگرند، مگر پرهیزگاران///در آن روز، یاران -جز پرهیزگاران- بعضى‌شان دشمن بعضى دیگرند.///دوستان [امروز]، در آن روز با یکدیگر دشمنند، مگر پرهیزکاران.///در آن روز دوستان همه با یکدیگر دشمنند به جز متقیان.///دوستان در چنین روزی، بعضی دشمن بعض دیگر باشند، مگر پرهیزگاران‌///دوستان در آن روز دشمن یکدیگرند، مگر پرهیزگاران!///دوستان در آن روز بعضیشان بعضی را دشمنند مگر پرهیزکاران‌///در آن روز، همگی دوستان - جز پرهیزگاران - بعضیشان دشمن بعضی دیگرند. quran_en_fa My devotees! no fear shall be on you that Day, nor shall ye grieve,- [خدا آن روز به آنان گوید:] ای بندگان من! امروز نه بیمی بر شماست و نه اندوهگین می‌شوید؛///[خدا آن روز به آنان گوید:] ای بندگان من! امروز نه بیمی بر شماست و نه اندوهگین می‌شوید؛///اى بندگان من، در آن روز بیمى بر شما نیست و شما غمگین نمى‌شوید.///اى بندگان من! امروز بر شما بیمى نیست و شما غمگین نخواهید شد///اى بندگان من، امروز بر شما بیمى نیست و غمگین نخواهید شد.///[خداوند به آنان مى‌فرماید:] اى بندگان من! امروز نه ترسى بر شماست و نه غمگین مى‌شوید.///(آن روز خطاب شود) الا ای بندگان (صالح) من، امروز شما را هیچ ترس و حزنی نخواهد بود.///ای بندگانم امروز نه بیمی بر شماست و نه اندوهگین شوید///ای بندگان من! امروز نه ترسی بر شماست و نه اندوهگین می‌شوید!///ای بندگان من نیست بیمی بر شما امروز و نه اندوهگین باشید///ای بندگان من! امروز بر شما بیمی نیست و نه شما غمگین می‌شوید: quran_en_fa (Being) those who have believed in Our Signs and bowed (their wills to Ours) in Islam. همانان که به آیات ما ایمان آوردند و همواره تسلیم [فرمان‌ها و احکام] ما بودند.///همانان که به آیات ما ایمان آوردند و همواره تسلیم [فرمان‌ها و احکام] ما بودند.///آن کسان که به آیات ما ایمان آورده‌اند و تسلیم امر ما شده‌اند،///همان کسانى که به آیات ما ایمان آوردند و تسلیم بودند///همان کسانى که به آیات ما ایمان آورده و تسلیم بودند.///آنان که به آیات ما ایمان آوردند و همواره تسلیم [حق] هستند.///آنان که به آیات ما ایمان آوردند و تسلیم امر ما شدند.///کسانی که به آیات ما ایمان آورده‌اند و مسلمان هستند///همان کسانی که به آیات ما ایمان آوردند و تسلیم بودند.///آنان که ایمان آوردند به آیتهای ما و بودند اسلام‌آرندگان‌///کسانی که به آیاتمان ایمان آورده و تسلیم (ما) بوده‌اند. quran_en_fa Enter ye the Garden, ye and your wives, in (beauty and) rejoicing. [ندا آید:] شما و همسرانتان در نهایت خوشحالی و شادمانی به بهشت درآیید؛///[ندا آید:] شما و همسرانتان در نهایت خوشحالی و شادمانی به بهشت درآیید؛///شما و جفتهایتان با شادکامى به بهشت داخل شوید.///شما و همسرانتان شادمانه داخل بهشت شوید///شما با همسرانتان شادمانه داخل بهشت شوید.///شما و همسرانتان شادمانه به بهشت درآیید.///(به همه خطاب رسد که) شما با همسرانتان مسرور و شادمان در بهشت جاوید وارد شوید.///شما و همسرانتان شادمانه به بهشت درآیید///(به آنها خطاب می‌شود:) شما و همسرانتان در نهایت شادمانی وارد بهشت شوید!///درآئید به بهشت شما و همسرانتان شادمانان‌///شما با همگنانتان به شادمانی داخل بهشت شوید. quran_en_fa To them will be passed round, dishes and goblets of gold: there will be there all that the souls could desire, all that their eyes could delight in: and ye shall abide therein (for eye). ظرف هایی از طلا [که پر از طعام است] و جام هایی [زرین که پر از شراب طهور است] گرداگرد آنان می‌گردانند، و در آنجا آنچه دل‌ها می‌خواهد و چشم‌ها از آن لذت می‌برد، آماده است، و شما [ای پرهیزکاران!] در آن جاودانه‌اید.///ظرف هایی از طلا [که پر از طعام است] و جام هایی [زرین که پر از شراب طهور است] گرداگرد آنان می‌گردانند، و در آنجا آنچه دل‌ها می‌خواهد و چشم‌ها از آن لذت می‌برد، آماده است، و شما [ای پرهیزکاران!] در آن جاودانه‌اید.///قدحهاى زرین و سبوها را در میانشان به گردش مى‌آورند. در آنجاست هر چه نفس آرزو کند و دیده از آن لذت ببرد. و در آنجا جاودانه خواهید بود.///کاسه‌هاى زرین و سبوهایى برگرد آنها مى‌گردانند و در آن جا هر چه دلخواه آنهاست و مایه لذت دیدگان است وجود دارد، و شما در آن جا جاودانه خواهید بود///سینیهایى از طلا و جام‌هایى در برابر آنان مى‌گردانند، و در آنجا آنچه دلها آن را بخواهند و دیدگان را خوش آید [هست‌] و شما در آن جاودانید.///ظرف‌هایى از طلا و جام‌هایى [زرین] بر گرد آنان مى‌چرخانند. و در آنجا آنچه دل‌ها بخواهد و چشم‌ها از آن لذت برد، فراهم است. و شما [اى پرهیزکاران!] در آن جاودانه‌اید.///و بر آن مؤمنان کاسه‌های زرین و کوزه‌های بلورین (مملو از انواع طعام لذیذ و شراب طهور) دور زنند و در آنجا هر چه نفوس را بر آن میل و اشتهاست و چشمها را شوق و لذت، مهیا باشد و شما مؤمنان در آن بهشت جاویدان متنعم خواهید بود.///برگرد آنان سینی‌های زرین و کوزه‌ها را به گردش درآورند و در آنجا هر چه دلها خواهد و دیدگان بپسندد، هست و شما در آنجا جاودانه هستید///(این در حالی است که) ظرفها (ی غذا) و جامهای طلائی (شراب طهور) را گرداگرد آنها می‌گردانند؛ و در آن (بهشت) آنچه دلها می‌خواهد و چشمها از آن لذت می‌برد موجود است؛ و شما همیشه در آن خواهید ماند!///گردانیده شود بر ایشان جامهائی از زر و صراحی‌هائی و در آن است آنچه هوس کنند دلها و لذت برند دیدگان و شمائید در آن جاودانان‌///سینی‌هایی از طلا و جام‌هایی بر گرد آنان گردانده می‌شود و در آنجا آنچه را دل‌ها (شان) اشتها کند و دیدگان‌ (شان) لذت برد، هست. و شما در آن جاودانید. quran_en_fa Such will be the Garden of which ye are made heirs for your (good) deeds (in life). این بهشتی است که شما به پاداش اعمالی که همواره انجام می‌دادید، میراث یافتید.///این بهشتی است که شما به پاداش اعمالی که همواره انجام می‌دادید، میراث یافتید.///این بهشتى است که به پاداش کارهایى که کرده‌اید به میراثش مى‌برید.///و این همان بهشتى است که به [پاداش‌] آنچه مى‌کردید وارث آن شده‌اید///و این است همان بهشتى که به [پاداش‌] آنچه مى‌کردید میراث یافتید.///و این است بهشتى که به خاطر عملکردتان به میراث برده‌اید.///این همان بهشتی است که از اعمال (صالح) خود به ارث یافتید.///و این بهشتی است که به خاطر کار و کردارتان به شما رسیده است‌///این بهشتی است که شما وارث آن می‌شوید بخاطر اعمالی که انجام می‌دادید!///و این است بهشتی که ارث داده شدیدش بدانچه بودید می‌کردید///و آن است همان بهشتی که به آنچه می‌کرده‌اید میراث یافتید. quran_en_fa Ye shall have therein abundance of fruit, from which ye shall have satisfaction. شما را در آنجا میوه هایی فراوان است که از آنها می‌خورید.///شما را در آنجا میوه هایی فراوان است که از آنها می‌خورید.///در آنجا برایتان میوه‌هاى بسیار هست که از آنها مى‌خورید.///در آن جا براى شما میوه‌هاى فراوان است که از آن مى‌خورید///در آنجا براى شما میوه‌هایى فراوان خواهد بود که از آنها مى‌خورید.///در آنجا براى شما میوه‌های فراوان است که از آنها مى‌خورید.///برای شما در آنجا انواع میوه فراوان است که از آن (هر چه خواهید) تناول کنید.///برای شما در آنجا میوه‌های بسیار هست که از آنها می‌خورید///و در آن برای شما میوه‌های فراوان است که از آن می‌خورید.///شما را است در آن میوه فراوان که از آن می‌خورید///در آنجا برای شما میوه‌هایی (فراوان) است (که) از آنها می‌خورید. quran_en_fa The sinners will be in the Punishment of Hell, to dwell therein (for aye): بی تردید گناهکاران در عذاب دوزخ جاودانه‌اند.///بی تردید گناهکاران در عذاب دوزخ جاودانه‌اند.///گناهکاران در عذاب جهنم جاویدانند.///همانا مجرمان در عذاب جهنم ماندگارند///بى‌گمان، مجرمان در عذاب جهنم ماندگارند.///بی‌شک گناهکاران در عذاب دوزخ جاودانه‌اند.///بد کاران عالم هم آنجا سخت در عذاب آتش جهنم مخلدند.///بی‌گمان گناهکاران در عذاب دوزخ جاویدانند///(ولی) مجرمان در عذاب دوزخ جاودانه می‌مانند.///همانا گنهکاران در عذاب دوزخند جاودانان‌///مجرمان بی‌گمان در عذاب جهنم ماندگارند. quran_en_fa Nowise will the (Punishment) be lightened for them, and in despair will they be there overwhelmed. [عذاب را] از آنان سبک نگردانند و آنان در آنجا [از نجات خود] نومیدند،///[عذاب را] از آنان سبک نگردانند و آنان در آنجا [از نجات خود] نومیدند،///عذابشان کاهش نمى‌یابد و آنها از نومیدى خاموش باشند.///[عذاب‌] از آنها کاسته نمى‌شود و ایشان در آن جا ناامیدند/// [عذاب‌] از آنان تخفیف نمى‌یابد و آنها در آنجا نومیدند.///[عذاب] از آنان کاسته نمى‌شود، و آنان در آنجا نومیدند.///و هیچ از عذابشان کاسته نشود و امید نجات و خلاصی ندارند.///[عذاب‌] از ایشان کاهش نیابد و آنان در آن حال دلسردند///هرگز عذاب آنان تخفیف نمی‌یابد، و در آنجا از همه چیز مأیوسند.///بریده نگردد از ایشان و ایشانند در آن سرافکندگان‌///آن (عذاب) از آنان هرگز سستی نمی‌یابد و آنان در آنجا (از سستی آن) نومیدند. quran_en_fa Nowise shall We be unjust to them: but it is they who have been unjust themselves. و ما بر آنان ستم نکردیم، ولی آنان خود ستمکار بودند،///و ما بر آنان ستم نکردیم، ولی آنان خود ستمکار بودند،///ما به آنها ستمى نکرده‌ایم؛ آنها خود به خویشتن ستم کرده‌اند.///و ما بر آنها ستم نکردیم بلکه خودشان ستمکار بودند///و ما بر ایشان ستم نکردیم، بلکه خود ستمکار بودند.///و ما به آنان ستم نکردیم؛ بلکه آنان خود ستمگر بوده‌اند.///و ما به آنها ظلم و ستمی نکردیم لیکن آنان خود مردمی ستمکار و ظالم بودند.///و ما در حق ایشان ستم نکردیم، بلکه خود [در حق خویش‌] ستمکار بودند///ما به آنها ستم نکردیم، آنان خود ستمکار بودند!///و ستم نکردیم بر ایشان و لیکن بودند ایشان ستمکاران‌///و ما به ایشان ستم نکردیم، بلکه خودشان ستمکاران بوده‌اند. quran_en_fa They will cry: "O Malik! would that thy Lord put an end to us!" He will say, "Nay, but ye shall abide!" و فریاد می‌زنند: ای مالک [دوزخ! بگو:] پروردگارت ما را بمیراند [تا از این عذاب نجات یابیم]. [مالک] می‌گوید: یقینا شما ماندنی هستید.///و فریاد می‌زنند: ای مالک [دوزخ! بگو:] پروردگارت ما را بمیراند [تا از این عذاب نجات یابیم]. [مالک] می‌گوید: یقینا شما ماندنی هستید.///فریاد برآورند که: اى مالک، کاش پروردگار تو ما را بمیراند. مى‌گوید: نه، شما در اینجا ماندنى هستید.///و فریاد برآورند: اى مالک! پروردگارت مى‌بایست جان ما را بستاند. او گوید: شما [همچنان‌] ماندگارید///و فریاد کشند: «اى مالک، [بگو:] پروردگارت جان ما را بستاند.» پاسخ دهد: «شما ماندگارید.»///و فریاد مى‌کشند که: «اى نگهبان [دوزخ! بگو] پروردگارت حکم [مرگ] ما را صادر کند. [تا از این عذاب آسوده شویم.]» او مى‌گوید: «شما در این جا ماندنى هستید! [و مرگ در کار نیست.]»///و (آن دوزخیان، مالک دوزخ را) ندا کنند که‌ای مالک، از خدای خود بخواه که ما را بمیراند (تا از عذاب برهیم). جواب دهد: شما (در این عذاب) همیشه خواهید بود.///و ندا در دهندای «مالک» کاش پروردگارت کار ما را یکسره کند، گوید شما ماندگارید///آنها فریاد می‌کشند: «ای مالک دوزخ! (ای کاش) پروردگارت ما را بمیراند (تا آسوده شویم)!» می‌گوید: «شما در این جا ماندنی هستید!»///و بانگ برآوردند ای مالک حکم کند بر ما (یکسره کند کار ما را) پروردگارت گوید همانا شمائید ماندگان‌///و ندا کردند: «ای مالک! باید پروردگارت جان ما را بستاند.» پاسخ داد: «همانا شما ماندگارید.» quran_en_fa Verily We have brought the Truth to you: but most of you have a hatred for Truth. به راستی ما حق را برای شما آوردیم، ولی بیشتر شما حق را خوش نداشتید،///به راستی ما حق را برای شما آوردیم، ولی بیشتر شما حق را خوش نداشتید،///ما شما را با حق آشنا کردیم ولى بیشترتان از حق کراهت داشتید.///همانا حقیقت را برایتان آوردیم، لیکن بیشتر شما حقیقت را خوش نداشتید///قطعا حقیقت را برایتان آوردیم، لیکن بیشتر شما حقیقت را خوش نداشتید.///به راستی ما حق را براى شما آوردیم؛ ولى بیشتر شما حق را نمى‌پسندید.///ما راه خدا و آیین حق را برای شما مردم آوردیم و لیکن اکثرتان از قبول حق کراهت (و اعراض) داشتید.///به راستی که برای شما [دین و سخن‌] حق را آورده‌ایم، ولی بیشترینه شما ناخواهان حق هستید///ما حق را برای شما آوردیم؛ ولی بیشتر شما از حق کراهت داشتید!///همانا آوردیم شما را به حق و لیکن بیشتر شمائید حق را ناخوش‌دارندگان‌///همواره حق را برایتان آوردیم، لیکن بیشترتان حق را بسی ناپسند می‌‌دارید. quran_en_fa What! have they settled some plan (among themselves)? But it is We Who settle things. بلکه آنان کار [توطئه و نیرنگ بر ضد حق] را محکم کردند، پس ما هم کار [عذاب] را بر آنان محکم می‌کنیم.///بلکه آنان کار [توطئه و نیرنگ بر ضد حق] را محکم کردند، پس ما هم کار [عذاب] را بر آنان محکم می‌کنیم.///آیا آنها در اعتقاد خویش پاى فشرده‌اند؟ ما هم پاى فشرده‌ایم.///بلکه در کار [مخالفت با حق‌] اصرار ورزیدند، ما [نیز بر کیفرشان‌] اصرار مى‌ورزیم///یا در کارى ابرام ورزیده‌اند؟ ما [نیز] ابرام مى‌ورزیم.///بلکه آنان [برای توطئه علیه فرستاده‌ی ما‌] تصمیم قطعى گرفتند، پس ما نیز نقشه‌ی خود را علیه آنان محکم مى‌کنیم.///بلی کافران بر کار (کفر و عصیان) تصمیم گرفتند ما هم (بر کیفر و انتقام ایشان) تصمیم گرفتیم.///یا در کار خود عزم و جزم داشتند، ما نیز جازم هستیم‌///بلکه آنها تصمیم محکم بر توطئه گرفتند؛ ما نیز اراده محکمی (درباره آنها) داریم!///بلکه استوار کردند کاری را که مائیم همانا استوارکنان‌///یا در کاری (بد) ابرام و استقامت ورزیده‌اند؟ پس ما (نیز در مکافاتشان) همواره استقامت‌کنندگانیم. quran_en_fa Or do they think that We hear not their secrets and their private counsels? Indeed (We do), and Our messengers are by them, to record. آیا آنان گمان می‌کنند که ما رازشان و سخنان در گوشی آنان را نمی‌شنویم؟ چرا می‌شنویم و فرستادگان ما [که فرشتگان نویسنده اعمال اند] نزد آنان حاضرند [و اعمالشان و رازهایشان را] می‌نویسند.///آیا آنان گمان می‌کنند که ما رازشان و سخنان در گوشی آنان را نمی‌شنویم؟ چرا می‌شنویم و فرستادگان ما [که فرشتگان نویسنده اعمال اند] نزد آنان حاضرند [و اعمالشان و رازهایشان را] می‌نویسند.///آیا مى‌پندارند ما راز و نجوایشان را نمى‌شنویم؟ آرى، رسولان ما نزد آنها هستند و مى‌نویسند.///آیا مى‌پندارند که ما راز آنها و نجوایشان را نمى‌شنویم؟ چرا [مى‌شنویم‌] و رسولان ما نزد آنها مى‌نویسند///آیا مى‌پندارند که ما راز آنها و نجوایشان را نمى‌شنویم؟ چرا، و فرشتگان ما پیش آنان [حاضرند و] ثبت مى‌کنند.///آیا آنان مى‌پندارند که ما رازهای پنهانى و سخنان در گوشى آنان را نمى‌شنویم؟ چرا! و فرستادگان ما نزد آنان حضور دارند و [همه چیز را] ثبت مى‌کنند.///آیا گمان می‌کنند که سخنان سری و پنهان که به گوش هم می‌گویند نمی‌شنویم؟ بلی می‌شنویم و رسولان ما (فرشتگان) همان دم آن را می‌نویسند.///یا شاید گمان کنند که ما راز و رازگویی‌شان را نمی‌شنویم؟ آری می‌شنویم، و فرشتگان ما نزد ایشان [کار و کردارشان را] می‌نویسند///آیا آنان می‌پندارند که ما اسرار نهانی و سخنان درگوشی آنان را نمی‌شنویم؟ آری، رسولان (و فرشتگان) ما نزد آنها هستند و می‌نویسند!///یا پندارند که ما نمی‌شنویم نهان ایشان و راز ایشان را بلی و فرستادگان ما نزد ایشانند نویسندگان‌///یا می‌پندارند که ما بی‌گمان رازشان و نجوایشان را نمی‌شنویم‌؟ چرا! حال آنکه فرستادگان ما نزدشان (اعمال پیدا و نهانشان را یکسان) می‌نویسند. quran_en_fa Say: "If (Allah) Most Gracious had a son, I would be the first to worship." [به مشرکان سبک مغز] بگو: اگر برای [خدای] رحمان فرزندی بود، من [در این امت] نخستین پرستنده او بودم.///[به مشرکان سبک مغز] بگو: اگر برای [خدای] رحمان فرزندی بود، من [در این امت] نخستین پرستنده او بودم.///بگو: اگر خداى رحمان را فرزندى مى‌بود، من از نخستین پرستندگان مى‌بودم.///بگو: اگر [خداى‌] رحمان را فرزندى باشد، خود من نخستین پرستندگانم [و باید او را بپرستم‌]///بگو: «اگر براى [خداى‌] رحمان فرزندى بود، خود من نخستین پرستندگان بودم.»///[اى پیامبر! به آنان] بگو: «اگر براى [خداوند] رحمان فرزندى بود، من نخستین پرستنده [او] بودم».///بگو: اگر خدا را فرزندی بود اول من او را می‌پرستیدم.///بگو اگر برای خدای رحمان فرزندی بود، من خود نخستین پرستنده بودم///بگو: «اگر برای خداوند فرزندی بود، من نخستین پرستنده او بودم!»///بگو اگر باشد خدا را فرزندی هر آینه منم نخستین پرستندگان‌///بگو: «اگر برای رحمان فرزندی بود، پس من نخستین پرستندگانم.» quran_en_fa Glory to the Lord of the heavens and the earth, the Lord of the Throne (of Authority)! (He is free) from the things they attribute (to him)! منزه است پروردگار آسمان‌ها و زمین، پروردگار عرش از آنچه [درباره او] توصیف می‌کنند.///منزه است پروردگار آسمان‌ها و زمین، پروردگار عرش از آنچه [درباره او] توصیف می‌کنند.///منزه است پروردگار آسمانها و زمین و پروردگار عرش از آن نسبتها که به او مى‌دهند.///منزه است پروردگار آسمان‌ها و زمین، صاحب عرش، از آنچه وصف مى‌کنند///پروردگار آسمانها و زمین [و] پروردگار عرش، از آنچه وصف مى‌کنند منزه است.///منزه است پروردگار آسمان‌ها و زمین، پروردگار عرش، از آنچه او را وصف مى‌کنند.///خدای آسمانها و زمین و پروردگار عرش (عظیم) از آنچه کافران توصیف او کنند پاک و منزه است.///منزه و فراتر است پروردگار آسمانها و زمین صاحب عرش، از آنچه می‌گویند///منزه است پروردگار آسمانها و زمین، پروردگار عرش، از توصیفی که آنها می‌کنند!///منزه است پروردگار آسمانها و زمین پروردگار عرش از آنچه می‌ستایند///پروردگار آسمان‌ها و زمین (و) پروردگار عرش، از آنچه توصیفش می‌کنند منزه است. quran_en_fa So leave them to babble and play (with vanities) until they meet that Day of theirs, which they have been promised. آنان را واگذار تا [در گفتار و کردار باطل] فرو روند و [با کالای بی ارزش دنیا] سرگرم بازی شوند تا آن روزشان را که وعده داده می‌شوند دیدار کنند.///آنان را واگذار تا [در گفتار و کردار باطل] فرو روند و [با کالای بی ارزش دنیا] سرگرم بازی شوند تا آن روزشان را که وعده داده می‌شوند دیدار کنند.///پس رهایشان کن تا به همان سخنان باطل مشغول باشند و به بازیچه سرگرم، تا آن روزى که آنها را وعده داده‌اند برسد.///پس آنها را رها کن تا به [همان سخنان‌] باطل مشغول باشند و بازى کنند تا آن روزى را که بدان وعده داده مى‌شوند دیدار کنند///پس آنان را رها کن تا در یاوه‌گویى خود فرو روند و بازى کنند تا آن روزى را که بدان وعده داده مى‌شوند دیدار کنند.///پس آنان را [به حال خود] واگذار تا [در باطل] فروروند و سرگرم باشند، تا روزى را که وعده داده شده‌اند، ببینند.///ای رسول، کافران را بگذار تا (به عالم حیوانیت) فرو روند و (به بازیچه دنیا) سرگرم باشند تا روزی را که به آنها وعده شده ببینند.///پس بگذارشان تا ژاژخایی و بازیگوشی کنند تا به دیدار آن روزشان که وعده‌اش را به ایشان داده‌اند، برسند///آنان را به حال خود واگذار تا در باطل غوطه‌ور باشند و سرگرم بازی شوند تا روزی را که به آنها وعده داده شده است ملاقات کنند (و نتیجه کار خود را ببینند)!///پس بگذارشان فروروند و بازی کنند تا برسند روز خویش را آن روزی که وعده داده شوند///پس آنان را رها کن، تا (در یاوه‌گویی خود) فرو روند و بازی کنند، (و) تا (آن) روزشان را که بدان وعده داده می‌شوند دریابند. quran_en_fa It is He Who is Allah in heaven and Allah on earth; and He is full of Wisdom and Knowledge. و اوست که در آسمان‌ها معبود [واقعی] است و در زمین هم معبود [واقعی] است و او حکیم و داناست.///و اوست که در آسمان‌ها معبود [واقعی] است و در زمین هم معبود [واقعی] است و او حکیم و داناست.///اوست که هم در آسمان خداست و هم در زمین خداست و حکیم و داناست.///و اوست که در آسمان معبود و در زمین معبود است، و هموست که حکیم داناست///و اوست که در آسمان خداست و در زمین خداست، و هموست سنجیده‌کار دانا.///و اوست آن که در آسمان‌ها پرستش مى‌شود، و در زمین نیز پرستش مى‌شود. و اوست حکیم دانا.///و آن ذات یگانه است که در آسمان و زمین (و در همه عوالم نامتناهی) او خداست و هم او (به نظام کامل آفرینش) به حقیقت با حکمت و داناست.///و او کسی است که هم در آسمان خداست و هم در زمین خداست، و او فرزانه داناست‌///او کسی است که در آسمان معبود است و در زمین معبود؛ و او حکیم و علیم است!///و او است آنکه در آسمان خدا است و در زمین خدا است و او است حکیم دانا///و اوست کسی که در آسمان خداست و در زمین خداست و او حکیم بسیار داناست. quran_en_fa And blessed is He to Whom belongs the dominion of the heavens and the earth, and all between them: with Him is the Knowledge of the Hour (of Judgment): and to Him shall ye be brought back. همیشه سودمند و با برکت است کسی که مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست، فقط در سیطره اوست و آگاهی [به همه شؤون] قیامت نزد اوست و به او بازگردانده می‌شوید.///همیشه سودمند و با برکت است کسی که مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست، فقط در سیطره اوست و آگاهی [به همه شؤون] قیامت نزد اوست و به او بازگردانده می‌شوید.///برتر و بزرگوارتر است آن کس که فرمانروایى آسمانها و زمین و هر چه در میان آنهاست از آن اوست و علم فرارسیدن قیامت نزد اوست و به او بازگردانده مى‌شوید.///و پرخیر و پاینده است کسى که فرمانروایى آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست از آن اوست، و علم قیامت نزد اوست و به سوى او بازگردانده مى‌شوید///و خجسته است کسى که فرمانروایى آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است از آن اوست، و علم قیامت پیش اوست و به سوى او برگردانیده مى‌شوید.///بلندمرتبه و پربرکت است، آن که فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست، از آن اوست. و آگاهى از قیامت، مخصوص اوست. و به سوى او بازگردانده مى‌شوید.///و بزرگوار خدایی که آسمانها و زمین و هر چه بین آنهاست همه ملک اوست و علم ساعت قیامت نزد اوست و شما همه به سوی او بازگردانیده می‌شوید.///و بزرگا کسی که فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه در میان آنهاست از آن اوست و آگاهی از قیامت با اوست و به نزد او باز گردانده می‌شوید///پر برکت و پایدار است کسی که حکومت آسمانها و زمین و آنچه در میان آن دو است از آن اوست؛ و آگاهی از قیام قیامت نزد اوست و به سوی او بازگردانده می‌شوید!///و فرخنده باد آنکه وی را پادشاهی آسمانها است و زمین و آنچه میان آنها است و نزد او است علم ساعت و بسویش بازگردانیده شوید///و مبارک (و خجسته) است کسی که فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است از آن اوست و علم ساعت (پایانی) نزد اوست‌. و تنها سوی او برگردانیده می‌شوید. quran_en_fa And those whom they invoke besides Allah have no power of intercession;- only he who bears witness to the Truth, and they know (him). و کسانی را که به جای خدا می‌پرستند، اختیار شفاعت ندارند، اختیار شفاعت فقط با کسانی است که [از روی بصیرت] شهادت به حق داده‌اند و آنان [حقیقت حال کسانی را که می‌خواهند برای آنان شفاعت کنند] می‌دانند.///و کسانی را که به جای خدا می‌پرستند، اختیار شفاعت ندارند، اختیار شفاعت فقط با کسانی است که [از روی بصیرت] شهادت به حق داده‌اند و آنان [حقیقت حال کسانی را که می‌خواهند برای آنان شفاعت کنند] می‌دانند.///کسانى سواى او را که به خدایى مى‌خوانند قادر به شفاعت کسى نیستند. مگر کسانى که از روى علم، به حق شهادت داده باشند.///و کسانى را که به جاى او مى‌خوانند اختیار شفاعت ندارند، مگر کسانى که از روى علم، به حق گواهى داده [و موحد] باشند///و کسانى که به جاى او مى‌خوانند [و مى‌پرستند] اختیار شفاعت ندارند، مگر آن کسانى که آگاهانه به حق گواهى داده باشند.///کسانى که به جاى او [به پرستش] مى‌خوانند، اختیار هیچ­ گونه شفاعتى ندارند، اختیار شفاعت تنها با کسانى است که شهادت به حق داده‌اند، و آنان خود مى‌دانند [چه کسی را شفاعت کنند].///و غیر خدای یکتا آنان را که به خدایی می‌خوانند قادر بر شفاعت کسی نیستند مگر (عزیر و عیسی و فرشتگان) کسانی که با علم الیقین بر توحید حق گواهی دهند (و شفاعت اهل حق کنند).///و کسانی که [کافران‌] به جای او [خداوند] به پرستش می‌خوانند، دارای شفاعت نیستند، مگر [برای‌] آن کسی که شاهد و ناظر حق باشد و ایشان می‌دانند///کسانی را که غیر از او می‌خوانند قادر بر شفاعت نیستند؛ مگر آنها که شهادت به حق داده‌اند و بخوبی آگاهند!///و دارا نیستند آنان که جز وی خوانند شفاعت را جز آنکو گواهی دهد به حق و ایشان می‌دانند///و کسانی (را) که به جای او می‌خوانند (و می‌پرستند، آنان) اختیار شفاعت (شان) را ندارند، مگر آن کسانی که آگاهانه به حق گواهی دادند. quran_en_fa If thou ask them, who created them, they will certainly say, Allah: How then are they deluded away (from the Truth)? و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آنان را آفریده است؟ یقینا می‌گویند: خدا. پس چگونه [از حق به باطل] منحرف می‌شوند؟///و اگر از آنان بپرسی: چه کسی آنان را آفریده است؟ یقینا می‌گویند: خدا. پس چگونه [از حق به باطل] منحرف می‌شوند؟///اگر از ایشان بپرسى که چه کسى آنها را آفریده است، مى‌گویند: الله. پس چرا از حق روى مى‌گردانند؟///و اگر از آنها بپرسى چه کسى آنها را آفرید؟ مسلما خواهند گفت: خدا. پس چگونه [از بندگى او] بازگردانده مى‌شوند///و اگر از آنان بپرسى: «چه کسى آنان را خلق کرده؟» مسلما خواهند گفت: «خدا.» پس چگونه [از حقیقت‌] بازگردانیده مى‌شوند؟///و اگر از مشرکان بپرسى: چه کسى آنان را آفریده است؟ قطعا خواهند گفت: خدا.» پس چگونه به انحراف کشانده مى‌شوند؟///و اگر از مشرکان باز پرسی که آنها را که آفریده است؟ به یقین جواب دهند: خدا آفریده. پس به کجایشان می‌گردانند؟///و اگر از ایشان بپرسی چه کسی ایشان را آفریده است، بی‌شک خواهند گفت خداوند، پس چگونه بیراهه می‌روند؟///و اگر از آنها بپرسی چه کسی آنان را آفریده، قطعا می‌گویند: خدا؛ پس چگونه از عبادت او منحرف می‌شوند؟!///و اگر پرسیشان که آفریدستشان هر آینه گویند خدا پس کجا به دروغ رانده می‌شوند///و اگر هر آینه از آنان بپرسی: «چه کسی ایشان را خلق کرده‌؟» بی‌چون و به‌راستی خواهند گفت: «خدا.» پس چگونه و به کجا (از حقیقت) بازگردانیده می‌شوند؟» quran_en_fa (Allah has knowledge) of the (Prophet's) cry, "O my Lord! Truly these are people who will not believe!" و [چگونه از شکایت پیامبر بی خبرند که] می‌گوید: پروردگارا! اینان گروهی هستند که ایمان نمی‌آورند؛///و [چگونه از شکایت پیامبر بی خبرند که] می‌گوید: پروردگارا! اینان گروهی هستند که ایمان نمی‌آورند؛///گفتارش این بود: اى پروردگار من، اینان مردمى هستند که ایمان نمى‌آورند.///و گفته پیامبر [این است:] اى پروردگار من! اینها گروهى هستند که ایمان نمى‌آورند///و گوید: «اى پروردگار من، اینها جماعتى‌اند که ایمان نخواهند آورد.»///و سخن رسول ما این است: «اى پروردگار! اینان قومى هستند که ایمان نمى‌آورند.»///(خدا هم از ساعت قیامت آگاه است) و هم از گفتار و دادخواهی رسولش که گوید: خدایا اینها قومی هستند که هیچ ایمان نمی‌آورند.///و سوگند به سخن او [محمد] که یارب گوید، اینان قومی هستند که ایمان نمی‌آورند///آنها چگونه از شکایت پیامبر که می‌گوید: «پروردگارا! اینها قومی هستند که ایمان نمی‌آورند» (غافل می‌شوند؟!)///و گفتارش که پروردگارا همانا اینانند گروهی ایمان‌نیارندگان‌///و گفته‌اش (که): «پروردگارم! اینان گروهی‌اند که ایمان نمی‌آورند.» quran_en_fa But turn away from them, and say "Peace!" But soon shall they know! بنابراین از آنان روی بگردان و سلام جدایی [را به آنان] بگو، پس [سرانجام شقاوت بار خود و نتیجه کفر و عنادشان را] خواهند دانست.///بنابراین از آنان روی بگردان و سلام جدایی [را به آنان] بگو، پس [سرانجام شقاوت بار خود و نتیجه کفر و عنادشان را] خواهند دانست.///پس، از آنها درگذر و بگو: ایمنى است شما را. آرى به زودى خواهند دانست.///[و گفته شود:] پس از آنها صرف نظر کن و بگو: به سلامت! پس زودا که بدانند/// [و خدا فرمود:] از ایشان روى برتاب و بگو: «به سلامت.» پس زودا که بدانند.///[اکنون که از هدایتشان ناامید شده‌اى،] پس از آنان روى­گردان و بگو: «بدرود!» در آینده خواهند فهمید. [که کیفرشان چیست؟]///(پاسخ دهیم: رسولا، اکنون که از ایمان قوم مأیوسی) پس روی از آنها بگردان و بگو به سلامت (تا بروند در ضلالت) که به زودی (بر کیفر کفر و عصیانشان) آگاه می‌شوند.///از ایشان درگذر و بگو سلام، زودا که بدانند///پس (اکنون که چنین است) از آنان روی برگردان و بگو: «سلام بر شما»، اما بزودی خواهند دانست!///پس درگذر از ایشان و بگو سلامی پس زود است بدانند///پس از ایشان روی گردان و بگو: «سلام! ‌» پس در آینده‌ای دور خواهند دانست. quran_en_fa Ha-Mim. حم///حم///حا، میم.///حا، میم///حاء، میم.///حا، میم.///حم (قسم به حمید و مجید دو نام مقدس الهی)///حم [حا میم‌]///حم‌///حم‌///حم. quran_en_fa By the Book that makes things clear;- سوگند به [این] کتاب روشنگر؛///سوگند به [این] کتاب روشنگر؛///سوگند به این کتاب روشنگر.///سوگند به [این‌] کتاب روشنگر///سوگند به کتاب روشنگر،///به کتاب روشنگر سوگند.///قسم به این کتاب روشن بیان.///سوگند به کتاب روشنگر///سوگند به این کتاب روشنگر،///سوگند به کتاب آشکار///سوگند به کتاب روشنگر. quran_en_fa We sent it down during a Blessed Night: for We (ever) wish to warn (against Evil). به راستی ما آن را در شبی پربرکت نازل کردیم؛ زیرا که همواره بیم دهنده بوده‌ایم؛///به راستی ما آن را در شبی پربرکت نازل کردیم؛ زیرا که همواره بیم دهنده بوده‌ایم؛///ما آن را در مبارک شبى نازل کردیم. ما بیم‌دهنده بوده‌ایم.///همانا ما آن را در شبى مبارک نازل کردیم، که ما [همواره‌] بیم دهنده بوده‌ایم/// [که‌] ما آن را در شبى فرخنده نازل کردیم، [زیرا] که ما هشداردهنده بودیم.///ما آن را در شبى مبارک و فرخنده نازل کردیم. ما همواره هشداردهنده بوده‌ایم.///که ما آن را در شبی مبارک (شب قدر) فرستادیم، که ما بیم کننده‌ایم (و خلق را از عذاب قیامت آگاه کنیم و بترسانیم).///که ما آن را در شبی فرخنده فرو فرستاده‌ایم که ما هشداردهنده‌ایم‌///که ما آن را در شبی پر برکت نازل کردیم؛ ما همواره انذارکننده بوده‌ایم!///که ما فرستادیمش همانا در شبی فرخنده که ما بودیم هر آینه بیم‌دهندگان‌///همانا ما آن را در شبی پر برکت نازل کردیم (و) ما همواره هشداردهنده بوده‌ایم. quran_en_fa In the (Night) is made distinct every affair of wisdom, در آن شب هر کار استواری [به اراده خدا] فیصله می‌یابد.///در آن شب هر کار استواری [به اراده خدا] فیصله می‌یابد.///در آن شب هر فرمانى بر حسب حکمت صادر مى‌شود،///در آن [شب‌] هر کار حکیمانه‌اى از هم جدا و تدبیر مى‌گردد///در آن [شب‌] هر [گونه‌] کارى [به نحوى‌] استوار فیصله مى‌یابد.///در آن [شب مبارک]، هر امر استواری [طبق حکمت الهى] تفصیل و تبیین مى‌شود.///در آن شب هر امر استواری (با حکمت و تدبیر نظام احسن) معین و ممتاز می‌گردد.///در آن [شب‌] هر کار استواری فیصله یابد///در آن شب هر امری بر اساس حکمت (الهی) تدبیر و جدا می‌گردد.///در آن جدا گردد هر کاری استوار///در آن (شب) هر امر فشرده‌ای، جدا (و از هم باز) می‌شود. quran_en_fa By command, from Our Presence. For We (ever) send (revelations), [نزول قرآن] کاری است [که] از نزد ما [صورت پذیرفته است؛] زیرا ما همواره فرستنده [وحی و پیامبران] بوده‌ایم.///[نزول قرآن] کاری است [که] از نزد ما [صورت پذیرفته است؛] زیرا ما همواره فرستنده [وحی و پیامبران] بوده‌ایم.///فرمانى از جانب ما. و ما همواره فرستنده آن بوده‌ایم.///امرى از جانب ماست، همانا ما فرستنده‌ى [پیامبران‌] بوده‌ایم/// [این‌] کارى است [که‌] از جانب ما [صورت مى‌گیرد]. ما فرستنده [پیامبران‌] بودیم.///امرى که از جانب ما است و ما فرستنده [آن] بودیم.///تعیین آن امر البته از جانب ما که فرستنده پیغمبرانیم خواهد بود.///که فرمانی از سوی ماست، که ما فرستنده‌ایم‌///(آری، نزول قرآن) فرمانی بود از سوی ما؛ ما (محمد (ص) را) فرستادیم!///کاری از نزد ما همانا مائیم فرستندگان‌///کاری [: فیصله‌ای] را از جانب ما. همواره ما فرستنده (ی پیامبران و فرشتگان) بوده‌ایم: quran_en_fa As Mercy from thy Lord: for He hears and knows (all things); [همه این واقعیات] به سبب رحمتی از سوی پروردگار توست؛ بی تردید او شنوا وداناست.///[همه این واقعیات] به سبب رحمتی از سوی پروردگار توست؛ بی تردید او شنوا وداناست.///رحمتى است از جانب پروردگارت، و هر آینه او شنوا و داناست.///[اینها] به خاطر رحمتى از پروردگار توست که او شنواى داناست/// [و این‌] رحمتى از پروردگار توست، که او شنواى داناست.///[اینها همه] رحمت بزرگى از سوی پروردگار توست. او خود شنواى داناست.///(این ارسال رسول از) لطف و رحمت پروردگار توست که شنوا و داناست.///رحمتی است از سوی پروردگارت، که او شنوای داناست‌///اینها همه بخاطر رحمتی است از سوی پروردگارت، که شنونده و داناست!///رحمتی از پروردگار تو که او است شنوای دانا///رحمتی از پروردگارت. او همانا او بسیار شنوای بس داناست. quran_en_fa The Lord of the heavens and the earth and all between them, if ye (but) have an assured faith. [همان] پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست، اگر یقین دارید.///[همان] پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست، اگر یقین دارید.///اگر به یقین دریابید، اوست پروردگار آسمانها و زمین و هر چه میان آنهاست.///همان پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است، اگر اهل یقین باشید///پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، اگر یقین دارید.///پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست، اگر اهل یقین باشید.///همان پروردگاری که خالق آسمانها و زمین و هر آنچه میان آنهاست اوست اگر یقین دارید.///پروردگار آسمانها و زمین و آنچه در میان آنهاست، اگر اهل ایقان باشید///(همان) پروردگار آسمانها و زمین و آنچه در میان آنهاست، اگر اهل یقین هستید!///پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است اگر هستید یقین‌دارندگان‌///پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است؛ اگر یقین داشته‌اید. quran_en_fa There is no god but He: It is He Who gives life and gives death,- The Lord and Cherisher to you and your earliest ancestors. هیچ معبودی جز او نیست، زنده می‌کند و می‌میراند، پروردگار شما وپروردگار پدران پیشین شماست.///هیچ معبودی جز او نیست، زنده می‌کند و می‌میراند، پروردگار شما وپروردگار پدران پیشین شماست.///نیست خدایى به جز او. زنده مى‌کند و مى‌میراند. پروردگار شما و پروردگار نیاکان شماست.///خدایى جز او نیست، زنده مى‌کند و مى‌میراند پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شماست///خدایى جز او نیست؛ او زندگى مى‌بخشد و مى‌میراند؛ پروردگار شما و پروردگار پدران شماست.///هیچ معبودى جز او نیست. اوست که زنده مى‌کند و مى‌میراند. پروردگار شما و پروردگار نیاکان شماست.///هیچ خدایی غیر او نیست، او زنده می‌گرداند و باز می‌میراند، او خدای آفریننده شما و پدران پیشین شماست.///خدایی جز او نیست که زندگی می‌بخشد و می‌میراند، پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شما///هیچ معبودی جز او نیست؛ زنده می‌کند و می‌میراند؛ او پروردگار شما و پروردگار پدران نخستین شماست!///نیست خدائی جز او زنده کند و بمیراند پروردگار شما و پروردگار پدران شما پیشینیان‌///معبودی جز او نیست‌؛ او زنده می‌کند و (همو) می‌میراند؛ پروردگار شما و پروردگار پدران نخستینتان. quran_en_fa Yet they play about in doubt. [نه اینکه یقین ندارند] بلکه آنان در شک اند [و با گفتار و کردارشان با حقایق] بازی می‌کنند.///[نه اینکه یقین ندارند] بلکه آنان در شک اند [و با گفتار و کردارشان با حقایق] بازی می‌کنند.///نه، آنها همچنان به شک خویش دلخوشند.///ولى آنها در شکند، و [با حقایق‌] بازى مى‌کنند///ولى نه، آنها به شک و شبهه خویش سرگرمند.///[کافران این را باور ندارند،] بلکه آنان در شک و تردید خود سرگرمند.///(کافران را به خدا و قیامت ایمان نیست) بلکه با شک و ریب (و استهزاء) به بازیچه (دنیا) مشغولند.///آری آنان به شک و شبهه خویش سرگرمند///ولی آنها در شکند و (با حقایق) بازی می‌کنند.///بلکه ایشانند در شکی بازی‌کنان‌///بلکه آنان در (ژرفای) شکی، بازی می‌کنند. quran_en_fa Then watch thou for the Day that the sky will bring forth a kind of smoke (or mist) plainly visible, پس به انتظار روزی باش که آسمان دودی آشکار بیاورد،///پس به انتظار روزی باش که آسمان دودی آشکار بیاورد،///چشم انتظار روزى باش که آسمان به آشکارا دود بیاورد.///پس در انتظار روزى باش که آسمان، دودى نمایان بیاورد///پس در انتظار روزى باش که آسمان دودى نمایان برمى‌آورد،///پس منتظر روزى باش که آسمان دود نمایانى را با خود مى‌آورد.///(ای رسول) منتظر باش روزی را که (بر عذاب کافران) آسمان دودی پدید آرد پیدا و آشکار.///پس چشم بدار روزی را که آسمان دودی آشکار برآورد///پس منتظر روزی باش که آسمان دود آشکاری پدید آورد …///پس چشم به راه باش روزی را که بیارد آسمان دودی آشکار///پس در انتظار روزی باش که آسمان دودی نمایانگر بر آورد، quran_en_fa Enveloping the people: this will be a Penalty Grievous. که همه مردم را فرا می‌گیرد، این عذابی دردناک است.///که همه مردم را فرا می‌گیرد، این عذابی دردناک است.///و آن دود همه مردم را در خود فروپوشد. و این عذابى است دردآور.///که مردم را فرو مى‌پوشد، این عذابى پردرد است///که مردم را فرو مى‌گیرد؛ این است عذاب پر درد.///[دودى که] همه‌ی مردم را فرامى‌گیرد. این است عذابی دردناک!///آن دود آسمانی که عذابی دردناک است مردم را احاطه کند.///که مردم را فراگیرد، این عذابی دردناک است‌///که همه مردم را فرامی‌گیرد؛ این عذاب دردناکی است!///فراگیرد مردم را این است عذابی دردناک‌///(که) مردم را فرا گیرد، این است عذابی پر درد. quran_en_fa (They will say:) "Our Lord! remove the Penalty from us, for we do really believe!" [همه می‌گویند:] پروردگارا! این عذاب را از ما برطرف کن که ما ایمان می‌آوریم///[همه می‌گویند:] پروردگارا! این عذاب را از ما برطرف کن که ما ایمان می‌آوریم///اى پروردگار ما، این عذاب را از ما دور گردان که ما ایمان آورده‌ایم.///[مى‌گویند:] پروردگارا! این عذاب را از ما دور کن که ما [اینک‌] مؤمنیم/// [مى‌گویند:] «پروردگارا، این عذاب را از ما دفع کن که ما ایمان داریم.»///[آن روز مردم مى‌گویند:] «پروردگارا! عذاب را از ما دفع کن! ما ایمان مى‌آوریم.»///(و کافران فریاد برآرند که) پروردگارا، این عذاب از ما بر طرف ساز که ما البته ایمان می‌آوریم.///[گویند] پروردگارا این بلا را از ما بگردان، که ما [اینک‌] مؤمن هستیم‌///(می‌گویند:) پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ایمان می‌آوریم.///پروردگارا بگشای از ما عذاب را که مائیم ایمان‌آرندگان‌///(گویند:) «پروردگارمان! این عذاب را از ما بازگردان. بی‌گمان ما ایمان‌آورندگانیم.» quran_en_fa How shall the message be (effectual) for them, seeing that an Messenger explaining things clearly has (already) come to them,- [در آن موقعیت سخت] چگونه برای آنان جای پند گرفتن و هوشیاری است و حال آنکه [پیش از این عذاب] پیامبری روشنگر برای آنان آمد [و پند نگرفتند.]///[در آن موقعیت سخت] چگونه برای آنان جای پند گرفتن و هوشیاری است و حال آنکه [پیش از این عذاب] پیامبری روشنگر برای آنان آمد [و پند نگرفتند.]///کجا پند مى‌پذیرند؟ حال آنکه چون پیامبر روشنگر بر آنها مبعوث شد،///این پندگیرى کجا به سودشان است و حال آن که پیامبرى روشنگر براى آنها آمد [و پند نگرفتند]///آنان را کجا [جاى‌] پند [گرفتن‌] باشد، و حال آنکه به یقین براى آنان پیامبرى روشنگر آمده است.///این پندپذیری و بیدارى براى آنان چه سود؟ و حال آن که پیامبرى روشنگر به سراغشان آمد.///کجا متذکر شده و ایمان می‌آورند در صورتی که رسول ما با آیات روشن بیان آمد (و ایمان نیاوردند).///[اما] چگونه پند گیرند، و به راستی که پیامبری آشکار به نزد آنان آمده بود///چگونه: و از کجا متذکر می‌شوند با اینکه رسول روشنگر (با معجزات و منطق روشن) به سراغشان آمد!///کجا است ایشان را یادآوردن و بیامدشان فرستاده‌ای آشکار///آنان را کجا (جای آن) یادواره باشد، حال آنکه به‌راستی برایشان پیامبری روشنگر آمده است. quran_en_fa Yet they turn away from him and say: "Tutored (by others), a man possessed!" آن گاه از او روی گرداندند و گفتند: تعلیم یافته‌ای دیوانه است!!///آن گاه از او روی گرداندند و گفتند: تعلیم یافته‌ای دیوانه است!!///از او رویگردان شدند و گفتند: دیوانه‌اى است تعلیم یافته.///آن‌گاه از او اعراض کردند و گفتند: تعلیم یافته‌اى دیوانه است///پس، از او روى برتافتند و گفتند: «تعلیم‌یافته‌اى دیوانه است.»///سپس از او روى گرداندند و گفتند: «او جن‌زده‌اى است که تعلیمش داده‌اند.»///پس (از مشاهده آیات) باز از او اعراض کردند و گفتند: او شخص دیوانه‌ای است که (مردم قرآن را) به او آموخته‌اند.///سپس از او رویگردان شدند، و گفتند [او] تعلیم گرفته‌ای دیوانه است‌///سپس از او روی گردان شدند و گفتند: «او تعلیم یافته‌ای دیوانه است!»///پس روی برتافتند از او و گفتند آموخته‌ای است دیوانه‌///سپس، از او روی برتافتند و گفتند: «تعلیم‌یافته‌ای دیوانه است.» quran_en_fa We shall indeed remove the Penalty for a while, (but) truly ye will revert (to your ways). مدتی اندک عذاب را برطرف می‌کنیم، ولی باز شما [به همان عقاید بی پایه و اعمال زشت] برمی گردید!///مدتی اندک عذاب را برطرف می‌کنیم، ولی باز شما [به همان عقاید بی پایه و اعمال زشت] برمی گردید!///عذاب را اندکى بر مى‌داریم و شما باز به آیین خویش باز مى‌گردید.///[اینک‌] ما عذاب را اندک زمانى برمى‌داریم، [ولى‌] شما [باز به کارهاى خود] باز مى‌گردید///ما این عذاب را اندکى از شما برمى‌داریم [ولى شما] در حقیقت باز از سر مى‌گیرید.///البته ما اندک زمانى عذاب را برطرف مى‌کنیم، [اما] شما باز [به کفر خود] برمى‌گردید!///ما تا زمانی اندک (که برای امتحان) عذاب را (از شما) برمی‌داریم باز (به کفر خود) بر می‌گردید.///[گفتیم‌] ما برگرداننده بلا به اندک مایه‌ای هستیم، [و می‌دانیم‌] که شما باز گردنده‌اید///ما عذاب را کمی برطرف می‌سازیم، ولی باز به کارهای خود بازمی‌گردید!///همانا گشاینده‌ایم عذاب را اندکی همانا شمائید بازگشت‌کنان‌///بی‌چون ما اندکی باز دارنده‌ی عذابیم (ولی) همواره شما برگشت‌کنندگان (به همان گناهان) می‌باشید. quran_en_fa One day We shall seize you with a mighty onslaught: We will indeed (then) exact Retribution! [ما از آنان انتقام خواهیم گرفت آن] روزی که آنان را با قدرتی بسیار سخت بگیریم؛ زیرا که ما انتقام گیرنده‌ایم.///[ما از آنان انتقام خواهیم گرفت آن] روزی که آنان را با قدرتی بسیار سخت بگیریم؛ زیرا که ما انتقام گیرنده‌ایم.///روزى آنها را به صولتى سخت فروگیریم، که ما انتقام‌گیرنده‌ایم.///روزى که با بزرگ‌ترین قدرت [کافران را] بگیریم همانا ما انتقام گیرنده‌ایم///روزى که دست به حمله مى‌زنیم، همان حمله بزرگ؛ [آنگاه‌] ما انتقام‌کشنده‌ایم.///روزى که [آنها را] با قدرتى بزرگ خواهیم گرفت، که ما انتقام گیرنده‌ایم.///(ای رسول منتظر باش) آن روز بزرگ که ما (آنها را) به عذاب سخت بگیریم که البته ما (از آنها) انتقام خواهیم کشید.///روزی که گیر و داری سخت و سترگ آغاز کنیم، [آنگاه‌] ما دادستانیم‌///(ما از آنها انتقام می‌گیریم) در آن روز که آنها را با قدرت خواهیم گرفت؛ آری ما انتقام گیرنده‌ایم!///روزی که خشم آریم خشم بزرگ را همانا مائیم انتقام‌گیرندگان‌///روزی (در‌رسد) که دست به بزرگ‌ترین حمله می‌زنیم. همانا ما انتقام‌‌گیرندگانیم. quran_en_fa We did, before them, try the people of Pharaoh: there came to them a messenger most honourable, و همانا پیش از آنان قوم فرعون را آزمودیم، و پیامبری بزرگوار برای آنان آمد،///و همانا پیش از آنان قوم فرعون را آزمودیم، و پیامبری بزرگوار برای آنان آمد،///پیش از آنها قوم فرعون را آزمودیم و پیامبرى بزرگوار نزدشان آمد،///و البته پیش از آنها نیز قوم فرعون را بیازمودیم و پیامبرى بزرگوار برایشان آمد///و به یقین، پیش از آنان قوم فرعون را بیازمودیم، و پیامبرى بزرگوار برایشان آمد،///و همانا ما پیش از این کافران، قوم فرعون را آزمودیم و پیامبرى بزرگوار براى آنان آمد.///و ما پیش از این امت قوم فرعون را آزمودیم و رسولی بزرگوار (مانند موسی) به سوی آنها فرستادیم.///و به راستی که پیش از آنان قوم فرعون را آزمودیم، و پیامبری گرامی به نزد آنان آمد///ما پیش از اینها قوم فرعون را آزمودیم و رسول بزرگواری به سراغشان آمد،///و هر آینه آزمودیم پیش از ایشان قوم فرعون را و بیامدشان فرستاده‌ای گرامی‌///و بی‌گمان، پیش از آنان قوم فرعون را آزمونی آتشین نمودیم، حال آنکه پیامبری با کرامت برایشان آمد. quran_en_fa Saying: "Restore to me the Servants of Allah: I am to you an messenger worthy of all trust; که [به آنان گفت:] بندگان خدا را [که به آزار و شکنجه شما گرفتارند] به من واگذارید؛ زیرا من برای شما فرستاده‌ای امینم.///که [به آنان گفت:] بندگان خدا را [که به آزار و شکنجه شما گرفتارند] به من واگذارید؛ زیرا من برای شما فرستاده‌ای امینم.///که بندگان خدا را به من تسلیم کنید که من پیامبرى امینم،///که [به آنها گفت:] بندگان خدا را به من تسلیم کنید، همانا من براى شما پیامبرى امینم///که [به آنان گفت:] «بندگان خدا را به من بسپارید، زیرا که من شما را فرستاده‌اى امینم.///[موسى به آنان گفت:] «بندگان خدا را به من بسپارید من براى شما پیامبرى امین هستم.///(او گفت) که (ای فرعونیان) امر بندگان خدا را به من واگذارید، که من بر شما به یقین رسول امین پروردگارم.///[و با ایشان گفت‌] که بندگان خدا را به من بسپارید، که من پیامبری امین برای شما هستم‌///(و به آنان گفت: امور) بندگان خدا را به من واگذارید که من فرستاده امینی برای شما هستم!///که بسپرید به من بندگان خدا را که منم برای شما فرستاده‌ای امین‌///(به آنان گفت:) «بندگان خدا را به من باز سپارید. همانا من برای شما فرستاده‌ای امینم.» quran_en_fa "And be not arrogant as against Allah: for I come to you with authority manifest. و در برابر خدا تکبر نکنید که من برای شما دلیلی روشن آورده‌ام.///و در برابر خدا تکبر نکنید که من برای شما دلیلی روشن آورده‌ام.///و نیز بر خدا برترى مجویید، که من با حجتى روشن نزد شما آمده‌ام،///و این که بر خدا گردنکشى نکنید که من براى شما حجتى آشکار آورده‌ام///و بر خدا برترى مجویید که من براى شما حجتى آشکار آورده‌ام.///و بر خداوند برترى نجویید! من برهانى آشکار براى شما آورده‌ام.///و زنهار بر خدا تکبر و طغیان مجویید که من بر شما حجت آشکار آوردم.///و اینکه در برابر خداوند بزرگی نجویید، که من آورنده برهانی آشکار برای شما هستم‌///و در برابر خداوند تکبر نورزید که من برای شما دلیل روشنی آورده‌ام!///و آنکه گردنکشی نکنید بر خدا که آرنده‌ام شما را به فرمانروائیی آشکار///«و اینکه بر خدا برتری و (زبردستی) ننمایید. من همانا برای شما آورنده‌ی سلطه‌ای بیانگرم.» quran_en_fa "For me, I have sought safety with my Lord and your Lord, against your injuring me. و من به پروردگارم و پروردگار شما از اینکه مرا سنگسار کنید [یا برانید یا متهم کنید] پناه می‌برم؛///و من به پروردگارم و پروردگار شما از اینکه مرا سنگسار کنید [یا برانید یا متهم کنید] پناه می‌برم؛///و اگر بخواهید بر من سنگ بزنید، من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مى‌برم،///و همانا من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مى‌برم از این که سنگسارم کنید///و من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مى‌برم از اینکه مرا سنگباران کنید.///و از این که مرا سنگسار کنید، به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مى‌برم.///و من به خدای خود و خدای شما پناه می‌برم از اینکه عزم آزار و سنگسار من کنید.///و من از شر اینکه سنگسارم کنید به پروردگار خود و پروردگار شما پناه می‌برم‌///و من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه می‌برم از اینکه مرا متهم کنید!///و همانا پناه بردم به پروردگار من و پروردگار شما از آنکه مرا بیفکنید///«و به‌راستی من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه بردم، (از این) که مرا سنگباران کنید.» quran_en_fa "If ye believe me not, at least keep yourselves away from me." و اگر به من ایمان نمی‌آورید [از آزردن من و باز داشتن مردم از ایمان آوردن] کناره گیری کنید.///و اگر به من ایمان نمی‌آورید [از آزردن من و باز داشتن مردم از ایمان آوردن] کناره گیری کنید.///و اگر به من ایمان نمى‌آورید، از من کنار گیرید.///و اگر به من ایمان نمى‌آورید، پس از من کناره گیرید///و اگر به من ایمان نمى‌آورید، پس، از من کناره گیرید.»///و اگر به من ایمان نمى‌آورید، پس از من کناره بگیرید، و مرا به حال خود واگذارید.»///و اگر به (رسالت) من ایمان نمی‌آورید پس مرا به حال خود واگذارید (و در پی قتل و آزارم بر نیایید).///و اگر سخن مرا باور ندارید، پس از من کناره بگیرید///و اگر به من ایمان نمی‌آورید، از من کناره‌گیری کنید (و مانع ایمان آوردن مردم نشوید)!///و اگر نگرویدید به من پس از من دوری گزینید///«و اگر برای من ایمان (به خدا) نمی‌آورید، پس از من بس کناره بگیرید.» quran_en_fa (But they were aggressive:) then he cried to his Lord: "These are indeed a people given to sin." [فرعونیان دست از آزردنش برنداشتند و مردم را از ایمان آوردن مانع شدند] پس پروردگارش را خواند که اینان قومی گناهکارند.///[فرعونیان دست از آزردنش برنداشتند و مردم را از ایمان آوردن مانع شدند] پس پروردگارش را خواند که اینان قومی گناهکارند.///پس پروردگارش را خواند که: اینان مردمى مجرمند.///پس پروردگار خود را بخواند که: اینها مردمى گناهکارند///پس پروردگار خود را خواند که: «اینها مردمى گناهکارند.»///پس [چون فرعونیان سخنش را نپذیرفتند،] پروردگارش را خواند «که آنان قومى گنه‌پیشه‌اند.»///(فرعونیان دست از ستمش برنداشتند) پس دعا کرد که‌ای خدا، اینان مردمی سخت مجرم و بدکارند.///آنگاه به درگاه پروردگارش ندا در داد که اینان قومی گنهکارند///(آنها هیچ یک از این پندها را نپذیرفتند، و موسی) به پیشگاه پروردگارش عرضه داشت: اینها قومی مجرمند!///پس خواند پروردگار خویش را که اینانند گروهی گنهکاران‌///پس پروردگار خود را خواند که: «همانا اینان گروهی مجرمانند.» quran_en_fa (The reply came:) "March forth with My Servants by night: for ye are sure to be pursued. [گفتم:] بندگانم را شبانه حرکت ده؛ زیرا شما مورد تعقیب هستید،///[گفتم:] بندگانم را شبانه حرکت ده؛ زیرا شما مورد تعقیب هستید،///بندگان مرا شب‌هنگام روانه کن تا از پى شما بیایند.///پس [گفتیم:] بندگان مرا شبانه حرکت بده، که شما مورد تعقیب خواهید بود/// [فرمود:] «بندگانم را شبانه ببر، زیرا شما مورد تعقیب واقع خواهید شد.///پس [خداوند به او فرمود:] «بندگان مرا شبانه کوچ بده! زیرا که شما تحت تعقیب هستید.///(خدا فرمود) پس تو بندگان (با ایمان) مرا شبانه از شهر بیرون بر، چرا که فرعونیان شما را تعقیب کنند.///[پاسخ آمد که‌] پس بندگانم را شبانه روانه کن، [و بدانید که‌] شما تعقیب می‌شوید///(به او دستور داده شد:) بندگان مرا شبانه حرکت ده که شما تعقیب می‌شوید!///پس ببر بندگانم را در شب که شمائید پیروی‌شدگان‌///(فرمود:) «پس بندگانم را شبانه ببر، (که) همواره شما مورد پیگردید.» quran_en_fa "And leave the sea as a furrow (divided): for they are a host (destined) to be drowned." و دریا را با [همان] راه‌های گشاده [که برای عبور شما باز کردیم] پشت سر بگذار [تا فرعونیان هم در آن درآیند]؛ زیرا آنان سپاهی محکوم به غرق شدن هستند.///و دریا را با [همان] راه‌های گشاده [که برای عبور شما باز کردیم] پشت سر بگذار [تا فرعونیان هم در آن درآیند]؛ زیرا آنان سپاهی محکوم به غرق شدن هستند.///دریا را آرام پشت سر گذار، که آن سپاه غرق‌شدگانند.///و دریا را آرام پشت سر بگذار که آنها سپاهى غرق شدنى هستند///و دریا را هنگامى که آرام است پشت سر بگذار، که آنان سپاهى غرق‌شدنى‌اند.»///و از دریا آرام بگذر که آنان لشکری غرق شده خواهند بود.»///آن گاه دریا را (همان گونه که بر تو بشکافتیم) آرام و خشک بگذار و بگذر که فرعون و لشکریانش تمام به دریا غرق شوند.///و دریا را آرمیده [به حال خود] بگذار و بگذر، آنان [فرعونیان‌] سپاهی غرق شدنی‌اند///(هنگامی که از دریا گذشتید) دریا را آرام و گشاده بگذار (و بگذر) که آنها لشکری غرق‌شده خواهند بود!///و بگذار دریا را آرام که ایشانند سپاهی غرق‌شدگان‌///«و دریا را حال آنکه آرام است پشت سر بگذار. بی‌گمان آنان سپاهیانی غرق‌شدگانند.» quran_en_fa How many were the gardens and springs they left behind, چه بسیار بوستان‌ها و چشمه سارانی که آنان [پس از خود] بر جای گذاشتند،///چه بسیار بوستان‌ها و چشمه سارانی که آنان [پس از خود] بر جای گذاشتند،///بعد از خود چه باغها و چشمه‌سارها بر جاى گذاشتند،///چه بسیار باغ‌ها و چشمه‌سارانى که بر جاى گذاشتند/// [وه،] چه باغها و چشمه‌سارانى [که آنها بعد از خود] بر جاى نهادند،///چه بسیار باغ‌ها و چشمه‌ساران که آنان بر جاى گذاشتند،///چه بسیار باغ و بستانها و چشمه‌های آب،///چه بسیار باغها و چشمه‌ساران از خود باقی گذارند///(سرانجام همگی نابود شدند و) چه بسیار باغها و چشمه‌ها که از خود به جای گذاشتند،///بسا بازگذاردند از باغها و چشمه‌سارهائی‌///(وه!) چه باغ‌ها و چشمه‌سارانی (که آنها بعد از خود) بر جای نهادند. quran_en_fa And corn-fields and noble buildings, و کشتزار و جایگاه‌های نیکو و باارزش،///و کشتزار و جایگاه‌های نیکو و باارزش،///و کشتزارها و خانه‌هاى نیکو،///و کشتزارها و جایگاه‌هاى نیکو///و کشتزارها و جایگاه‌هاى نیکو،///و کشت‌ها و جایگاه‌هاى عالى،///و کشت و زرعها و مقام و منزلهای عالی رها کردند و رفتند.///و [نیز] کشتزارها و خانه‌های نیکو///و زراعتها و قصرهای زیبا و گرانقیمت،///و کشتزارها و جایگاهی گرامی‌///و کشتزارهایی و جایگاهی گرامی. quran_en_fa And wealth (and conveniences of life), wherein they had taken such delight! و نعمت هایی که با آسایش و خوشی از آن برخوردار بودند.///و نعمت هایی که با آسایش و خوشی از آن برخوردار بودند.///و نعمتى که در آن غرق شادمانى بودند.///و نعمتى که در آن شادکام بودند///و نعمتى که از آن برخوردار بودند.///و ناز و نعمتى که در آن خوش بودند.///و ناز و نعمت وافری که در آن غرق بودند و از همه چشم پوشیدند.///و نعمتی که در آن خوش و خرم بودند///و نعمتهای فراوان دیگر که در آن (غرق) بودند!///و نعمتی که بودند در آن برخورداران‌///و نعمتی نقمت‌‌وار که از آن با بی‌بندوباری و خوشحالی برخوردار بوده‌اند. quran_en_fa Thus (was their end)! And We made other people inherit (those things)! [آری، سرانجام کارشان] چنین بود و ما همه آنها را به قومی دیگر به میراث دادیم.///[آری، سرانجام کارشان] چنین بود و ما همه آنها را به قومی دیگر به میراث دادیم.///بدین‌سان بودند و ما آن نعمتها را به مردمى دیگر واگذاشتیم.///آرى این گونه بود، و ما [همه‌] آنها را به قومى دیگر میراث دادیم/// [آرى،] این چنین [بود] و آنها را به مردمى دیگر میراث دادیم.///ما این­گونه [همه را از آنان گرفتیم] و آنها را به قوم دیگر به میراث دادیم.///این چنین بود و ما آن ناز و نعمتها را از قوم گذشته ارث به قوم دیگر دادیم.///این چنین بود که آنها را به قومی دیگر به میراث دادیم‌///اینچنین بود ماجرای آنان! و ما (اموال و حکومت) اینها را میراث برای اقوام دیگری قرار دادیم!///بدینسان ارث دادیم آنها را به گروهی دگران‌///(آری) این چنین (بود) و آنها را به گروهی دیگر به میراث دادیم. quran_en_fa And neither heaven nor earth shed a tear over them: nor were they given a respite (again). پس نه آسمان برآنان گریست و نه زمین و [هنگام نزول عذاب هم] مهلت نیافتند.///پس نه آسمان برآنان گریست و نه زمین و [هنگام نزول عذاب هم] مهلت نیافتند.///نه آسمان بر آنها گریست و نه زمین و نه به آنها مهلت داده شد.///آن‌گاه نه آسمان به حال آنها گریست و نه زمین، و نه مهلتى به آنها داده شد///و آسمان و زمین بر آنان زارى نکردند و مهلت نیافتند.///پس نه آسمان بر آنان گریست، و نه زمین. و مهلت نیافتند.///و بر مرگ گذشتگان هیچ چشم آسمان و زمین نگریست و بر هلاکشان مهلت ندادند.///و آسمان و زمین بر آنان نگریست، و به آنان مهلتی داده نشد///نه آسمان بر آنان گریست و نه زمین، و نه به آنها مهلتی داده شد!///پس نگریست بر ایشان آسمان و زمین و نبودند مهلت‌دادگان‌///پس آسمان و زمین بر آنان زاری نکردند. و مهلت‌یافتگان (هم) نبوده‌اند. quran_en_fa We did deliver aforetime the Children of Israel from humiliating Punishment, همانا ما بنی اسرائیل را از آن عذاب خوارکننده نجات دادیم.///همانا ما بنی اسرائیل را از آن عذاب خوارکننده نجات دادیم.///و ما بنى‌اسرائیل را از آن عذاب خوارکننده رهانیدیم:///و به راستى فرزندان اسرائیل را از عذاب خفت‌بار نجات دادیم///و به راستى، فرزندان اسرائیل را از عذاب خفت‌آور رهانیدیم:///و به راستی ما بنى‌اسرائیل را از آن عذاب خوارکننده نجات دادیم.///و البته ما بنی اسرائیل را از عذاب ذلت و خواری نجات دادیم.///و به راستی که بنی‌اسرائیل را از عذاب خوارکننده رهانیدیم‌///ما بنی اسرائیل را از عذاب ذلت‌بار رهایی بخشیدیم؛///و همانا رهانیدیم بنی‌اسرائیل را از عذاب خوارکننده‌///و به‌راستی، فرزندان اسرائیل را از عذاب خفت‌آور به‌درستی رهانیدیم؛ quran_en_fa Inflicted by Pharaoh, for he was arrogant (even) among inordinate transgressors. از فرعون که متکبری سرکش از زمره اسراف کاران بود،///از فرعون که متکبری سرکش از زمره اسراف کاران بود،///از فرعون برترى‌جوى گزافکار،///از [ظلم‌] فرعون که او برترى جویى از اسرافکاران بود///از [دست‌] فرعون که متکبرى از افراطکاران بود.///از [عذاب] فرعون، که برتری‌جو و از اسراف‌کاران بود.///از شر فرعون که سخت متکبر و ستمکار بود آسوده ساختیم.///از [شر] فرعون که بزرگی طلبی از تجاوزکاران بود///از فرعون که مردی متکبر و از اسرافکاران بود!///از فرعون که او بود همانا گردن‌فرازی از فزونی‌جویان‌///از (دست) فرعون که بی‌امان سرآمدی از اسراف‌گران بود. quran_en_fa And We chose them aforetime above the nations, knowingly, و آنان را از روی آگاهی بر جهانیان [زمان خودشان] برگزیدیم؛///و آنان را از روی آگاهی بر جهانیان [زمان خودشان] برگزیدیم؛///و از روى علم بر اهل جهانشان برگزیدیم.///و همانا آنها را از روى علم بر مردم جهان برگزیدیم///و قطعا آنان را دانسته بر مردم جهان ترجیح دادیم.///و همانا ما آنان را با علم [خود] بر جهانیان [هم‌عصرشان] برگزیدیم.///و آنها را در آن دور بر عالمیان به علم و دانش (کتاب آسمانی تورات) برگزیدیم.///و به راستی که ایشان [بنی‌اسرائیل‌] را آگاهانه بر جهانیان [هم زمانشان‌] برگزیدیم‌///ما آنها را با علم (خویش) بر جهانیان برگزیدیم و برتری دادیم،///و همانا برگزیدیمشان بر دانشی بر جهانیان‌///و بی‌گمان آنان را بر (پایه‌ی) علمی (مطلق) بر جهانیان (در ظاهر) به‌راستی برگزیدیم. quran_en_fa And granted them Signs in which there was a manifest trial و به آنان از آیات و معجزات آنچه را که در آن آزمایشی آشکار بود، عطا کردیم.///و به آنان از آیات و معجزات آنچه را که در آن آزمایشی آشکار بود، عطا کردیم.///و آیاتى به آنها عطا کردیم که در آن امتحانى آشکار بود.///و آنها را از آیات و معجزات چیزى عطا کردیم که در آن امتحانى آشکار بود///و از نشانه‌ها [ى الهى‌] آنچه را که در آن آزمایشى آشکار بود، بدیشان دادیم.///و نشانه‌هایى [از قدرت خود] را به آنان دادیم که در آن آزمایشی آشکار بود. [اما چه سود؟ که آنان کافر شدند.]///و آیات و معجزاتی (از رحمت و غضب) بر آنها به دست موسی آوردیم که در آن کاملا و آشکارا آزمایش شوند.///و به ایشان از پدیده‌های شگرف خویش، آنچه در آن آزمون آشکاری بود بخشیدیم‌///و آیاتی (از قدرت خویش) را به آنها دادیم که آزمایش آشکاری در آن بود (ولی آنان کفران کردند و مجازات شدند)!///و دادیمشان از آیتها آنچه را در آن است آزمایشی آشکار///و از نشانه‌ها (ی ربانی) آنچه را که در آن آزمایشی آتشین (و) آشکارگر بود، بدیشان دادیم. quran_en_fa As to these (Quraish), they say forsooth: اینان [که شرک و کفر سراپای وجودشان را فرا گرفته است] با اصرار [به اهل ایمان] می‌گویند:///اینان [که شرک و کفر سراپای وجودشان را فرا گرفته است] با اصرار [به اهل ایمان] می‌گویند:///هر آینه اینان مى‌گویند:///البته این [کافران‌] حتما خواهند گفت///هر آینه این [کافران‌] مى‌گویند:///البته این مشرکان [روزگار تو] پیوسته مى‌گویند:///همانا اینان (یعنی مشرکان مانند دهریان) البته خواهند گفت،///[و می‌دانستیم که‌] اینان خواهند گفت///اینها [= مشرکان‌] می‌گویند:///همانا اینان گویند///همواره اینان [: کافران] همی گویند: quran_en_fa "There is nothing beyond our first death, and we shall not be raised again. پایان زندگی جز همین مرگ نخستین نیست و ما [پس از این مرگ] برانگیخته نخواهیم شد.///پایان زندگی جز همین مرگ نخستین نیست و ما [پس از این مرگ] برانگیخته نخواهیم شد.///پایان کار جز همین مرگ نخستین نیست و ما دیگربار زنده نمى‌شویم؛///پایان کار جز همین مرگ نخستین نیست و ما زنده شدنى نیستیم/// «جز مرگ نخستین، دیگر [واقعه‌اى‌] نیست و ما زنده‌شدنى نیستیم.///«جز این مرگ نخستین ما، [چیز دیگرى در کار] نیست. و ما بار دیگر زنده نخواهیم شد.///که ما جز این مرگ اول (دیگر هیچ مرگ و زندگی) نداریم و هیچ (در قیامت) زنده نخواهیم شد.///این جز مرگ نخستین [و آخرین‌] ما نیست، و ما برانگیخته نخواهیم بود///«مرگ ما جز همان مرگ اول نیست و هرگز برانگیخته نخواهیم شد!///نیست آن جز مرگ نخستین ما و نیستیم ما گردآوردگان‌///«جز مرگ نخستین، دیگر (مرگی) نیست و ما پراکنده‌‌شدگان (از گورهامان پس از مرگمان) نیستیم.» quran_en_fa "Then bring (back) our forefathers, if what ye say is true!" اگر شما [در زمینه زنده شدن مردگان] راستگویید [با درخواست از خدا] پدران ما را [زنده کنید و نزد ما] بیاورید [تا ما به زنده شدن مردگان یقین پیدا کنیم!!]///اگر شما [در زمینه زنده شدن مردگان] راستگویید [با درخواست از خدا] پدران ما را [زنده کنید و نزد ما] بیاورید [تا ما به زنده شدن مردگان یقین پیدا کنیم!!]///و اگر راست مى‌گویید، پدران ما را به جهان باز آورید.///پس پدران ما را باز آورید اگر راست مى‌گویید///اگر راست مى‌گویید، پس پدران ما را [باز] آورید.///پس اگر شما [پیامبران درباره‌ی معاد] راستگو هستید، پدران ما را بازآورید.»///پس پدران ما را اگر راست می‌گویید بیاورید.///اگر راست می‌گویید [و حقیقت غیر از این است‌] پدرانمان را باز آورید///اگر راست می‌گویید پدران ما را (زنده کنید و) بیاورید (تا گواهی دهند)!»///پس بیارید پدران ما را اگر هستید راستگویان‌///«اگر (از) راستان بوده‌اید، پس پدران ما را (باز پس) بیاورید.» quran_en_fa What! Are they better than the people of Tubba and those who were before them? We destroyed them because they were guilty of sin. آیا اینان [در قدرت و شوکت] برترند یا قوم تبع، و کسانی که پیش از آنان بودند؟ ما همه آنان را هلاک کردیم؛ زیرا مجرم بودند؛///آیا اینان [در قدرت و شوکت] برترند یا قوم تبع، و کسانی که پیش از آنان بودند؟ ما همه آنان را هلاک کردیم؛ زیرا مجرم بودند؛///آیا اینان بهترند یا قوم تبع و کسانى که پیش از آن قوم بودند؟ همه را هلاک کردیم که مجرمان بودند.///آیا ایشان بهترند یا قوم «تبع» و کسانى که پیش از آنها بودند؟ آنها را نابود کردیم، [زیرا] آنان مجرم بودند///آیا ایشان بهترند یا قوم «تبع» و کسانى که پیش از آنها بودند؟ آنها را هلاک کردیم، زیرا که گنهکار بودند.///آیا مشرکان مکه بهترند یا قوم تبع و دیگرانى که پیش از آنان بودند؟ ما آنان را به خاطر آن که قومى تبهکار بودند، نابود کردیم.///آیا اینان بهترند (و نیرومندتر) یا قوم تبع و اقوام پیش از آنان که چون بسیار مردم بدکار مجرمی بودند ما همه را هلاک کردیم.///آیا ایشان بهتر بودند یا قوم تبع، و پیشینیان آنان که نابودشان کردیم، چرا که گناهکار بودند///آیا آنان بهترند یا قوم «تبع» و کسانی که پیش از آنها بودند؟! ما آنان را هلاک کردیم، چرا که مجرم بودند!///آیا اینان بهترند یا قوم تبع و آنان که پیش از ایشان بودند نابودشان کردیم که بودند ایشان همانا گنهکاران‌///آیا ایشان بهترند، یا قوم تبع و کسانی که پیش از آنها بودند؟ آنان را هلاک کردیم. بی‌گمان ایشان (از) مجرمان بوده‌اند. quran_en_fa We created not the heavens, the earth, and all between them, merely in (idle) sport: و ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آن دو است، به بازی نیافریده‌ایم؛///و ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آن دو است، به بازی نیافریده‌ایم؛///ما این آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست به بازیچه نیافریده‌ایم.///و ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آن دو است به بازى نیافریدیم///و آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است به بازى نیافریده‌ایم؛///و ما آسمان‌ها و زمین، و آنچه را میان آنهاست، به بازى نیافریدیم.///و ما آسمانها و زمین و آنچه را بین آنهاست به بازیچه خلق نکردیم.///و آسمانها و زمین را و آنچه در میان آنهاست، به بازیچه نیافریده‌ایم‌///ما آسمانها و زمین و آنچه را که در میان این دو است به بازی (و بی‌هدف) نیافریدیم!///و نیافریدیم آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است بازی‌کنان‌///و ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آن دو است، بازی‌کنان نیافریدیم‌. quran_en_fa We created them not except for just ends: but most of them do not understand. ما آن دو را جز به درستی و راستی به وجود نیاورده‌ایم، ولی بیشترشان [به حقایق] معرفت و آگاهی ندارند.///ما آن دو را جز به درستی و راستی به وجود نیاورده‌ایم، ولی بیشترشان [به حقایق] معرفت و آگاهی ندارند.///آنها را به حق آفریده‌ایم، ولى بیشترین نمى‌دانند.///ما آنها را جز به حق نیافریدیم، ولى بیشترشان نمى‌دانند///آنها را جز به حق نیافریده‌ایم، لیکن بیشترشان نمى‌دانند.///ما آنها را فقط بر اساس حق آفریدیم؛ ولى بیشتر مشرکان نمى‌دانند.///آنها را جز به حق (و از روی حکمت و مصلحت) نیافریدیم و لیکن اکثر مردم از آن آگاه نیستند.///آنها را جز به حق نیافریده‌ایم ولی بیشترینه آنان نمی‌دانند///ما آن دو را جز بحق نیافریدیم؛ ولی بیشتر آنان نمی‌دانند!///نیافریدیمشان جز به حق و لیکن بیشتر ایشان نمی‌دانند///ما آن دو را جز به حق نیافریدیم ولی بیشترشان نمی‌دانند. quran_en_fa Verily the Day of sorting out is the time appointed for all of them,- بی تردید روز جدایی [حق از باطل، مؤمن از کافر و پاک از ناپاک] وعده گاه همه آنهاست؛///بی تردید روز جدایی [حق از باطل، مؤمن از کافر و پاک از ناپاک] وعده گاه همه آنهاست؛///وعده‌گاه همه در روز داورى، قیامت است.///به یقین، روز جدایى وعده‌گاه همه آنهاست///در حقیقت، روز «جدا سازى» موعد همه آنهاست.///همانا روز جدایى [حق از باطل]، وعده‌گاه همه‌ی آنهاست.///همانا روز قیامت که روز فصل و جدایی (مؤمن و کافر) است وعده‌گاه جمیع خلایق است.///بی‌گمان روز داوری، موعد همگی آنان است‌///روز جدایی (حق از باطل) وعده‌گاه همه آنهاست!///همانا روز جدا کردن وعده‌گاه ایشان است همگی‌///همواره روز جداسازی آخرین وقت مقرر (و جایگاه و پایگاه) همه‌ی آنهاست. quran_en_fa The Day when no protector can avail his client in aught, and no help can they receive, همان روزی که هیچ دوستی چیزی از عذاب را از دوستش دفع نمی‌کند، و چون [آلوده به شرک و کفرند] یاری نمی‌شوند؛///همان روزی که هیچ دوستی چیزی از عذاب را از دوستش دفع نمی‌کند، و چون [آلوده به شرک و کفرند] یاری نمی‌شوند؛///روزى که هیچ دوستى براى دوست خود سودمند نباشد و از سوى کسى یارى نشوند.///روزى که نه هیچ دوستى از دوست [خود] مشکلى را دفع مى‌کند و نه ایشان یارى مى‌شوند///همان روزى که هیچ دوستى از هیچ دوستى نمى‌تواند حمایتى کند، و آنان یارى نمى‌شوند،///روزى که هیچ دوستى از دوست خود حمایتى نمى‌کند، و آنان یارى نمى‌شوند.///روزی که هیچ حمایت خویش و یار و یاوری کسی را از عذاب نرهاند و احدی را نصرت نکنند.///روزی که هیچ دوستی از هیچ دوستی دفاع نکند و نیز ایشان یاری نیابند///روزی که هیچ دوستی کمترین کمکی به دوستش نمی‌کند، و از هیچ‌سو یاری نمی‌شوند؛///روزی که بی‌نیاز نگرداند دوستی از دوستی چیزی را و نه ایشان یاری شوند///روزی که هیچ دوستی از هیچ دوستی (توان) هیچ‌گونه کفایتی را ندارد و نه آنان (به‌وسیله‌ای دیگر) یاری می‌شوند؛ quran_en_fa Except such as receive Allah's Mercy: for He is Exalted in Might, Most Merciful. مگر کسی که خدا او را مورد رحمت قرار داده است؛ زیرا او توانای شکست ناپذیر و مهربان است///مگر کسی که خدا او را مورد رحمت قرار داده است؛ زیرا او توانای شکست ناپذیر و مهربان است///مگر کسى که خدا بر او ببخشاید، زیرا اوست پیروزمند و مهربان.///مگر کسى که خدا به او رحم کند، همانا او مقتدر مهربان است///مگر کسى را که خدا رحمت کرده است، زیرا که اوست همان ارجمند مهربان.///جز کسى که خداوند او را مورد رحمت قرار دهد. اوست که پیروز و مهربان است.///مگر آن که خدا به او رحم کند، که او تنها بر خلق مقتدر و مهربان است.///مگر کسی که خداوند بر او رحمت آورده باشد، که او پیروزمند مهربان است‌///مگر کسی که خدا او را مورد رحمت قرار داده، چرا که او عزیز و رحیم است!///مگر آنکو رحم کند خدا که او است همانا عزتمند مهربان‌///مگر کسی را که خدا (یش) رحمت کرده است. همانا اوست‌، (هم) او عزیز رحمتگر بر ویژگان. quran_en_fa Verily the tree of Zaqqum همانا درخت زقوم،///همانا درخت زقوم،///هر آینه درخت زقوم،///مسلما درخت زقوم///آرى! درخت زقوم،///بی‌گمان درخت زقوم،///همانا درخت زقوم جهنم،///همانا درخت زقوم///مسلما درخت زقوم …///همانا درخت زقوم‌///همواره درخت زقوم، quran_en_fa Will be the food of the Sinful,- خوراک گنهکار است،///خوراک گنهکار است،///طعام گناهکاران است.///خوراک گناه پیشه است///خوراک گناه پیشه است.///خوراک گناهکاران است.///قوت و غذای بدکاران است.///خوراک گناهکار [ان‌] است‌///غذای گنهکاران است،///خوراک گنهکار است‌///خوراک گناه‌پیشه است. quran_en_fa Like molten brass; it will boil in their insides. مانند مس گداخته شده در شکم‌ها می‌جوشد،///مانند مس گداخته شده در شکم‌ها می‌جوشد،///همانند مس گداخته در شکمها مى‌جوشد.///مانند مس گداخته است که در شکم‌ها مى‌جوشد///چون مس گداخته در شکمها مى‌گدازد؛///همچون مس گداخته، در شکم آنها مى‌جوشد.///که آن غذا در شکمهاشان چون مس گداخته در آتش می‌جوشد.///که مانند فلز گداخته در شکمها می‌جوشد///همانند فلز گداخته در شکمها می‌جوشد؛///چون آهن گداخته جوشد در شکمها///چون لرد داغ روغن زیتون در شکم‌ها می‌جوشد؛ quran_en_fa Like the boiling of scalding water. چون جوشیدن آب جوشان///چون جوشیدن آب جوشان///همانند جوشیدن آب جوشان.///مانند جوشیدن آب جوشان///همانند جوشش آب جوشان.///مانند جوشش آب داغ.///آن سان که آب به روی آتش جوشان است.///مانند جوشیدن آب گرم‌///جوششی همچون آب سوزان!///بسان جوشیدن آب جوشان‌///همانند جوشش (مایعی) سخت داغ. quran_en_fa (A voice will cry: "Seize ye him and drag him into the midst of the Blazing Fire! [گفته می‌شود:] این گنهکار را بگیرید و او را به زور به وسط دوزخ بکشانید.///[گفته می‌شود:] این گنهکار را بگیرید و او را به زور به وسط دوزخ بکشانید.///بگیریدش و به سختى به میان جهنمش بکشید.///[ندا آید:] او را بگیرید و به میان دوزخ بکشانید///او را بگیرید و به میان دوزخش بکشانید،///[به مأموران دوزخ گفته مى‌شود:] «این گنه‌کار را بگیرید، و او را به وسط آتش سوزان دوزخ بکشانید.///(خطاب قهر رسد که) این بدکار را بگیرید و به میان دوزخ افکنید.///[درباره هر گناهکار گوییم‌] او را بگیرید و به میانه دوزخش بکشید///(آنگاه به مأموران دوزخ خطاب می‌شود:) این کافر مجرم را بگیرید و به میان دوزخ پرتابش کنید!///بگیریدش پس بکشیدش به میان دوزخ‌///او [: گناه‌پیشه] را بگیرید؛ پس با قوت و شدت و اهانت گریبانش را برگیرید و در میان دوزخش بکشانید. quran_en_fa "Then pour over his head the Penalty of Boiling Water, آن گاه از عذاب آب جوشان بر سرش فرو ریزید؛///آن گاه از عذاب آب جوشان بر سرش فرو ریزید؛///و بر سرش آب جوشان بریزید تا شکنجه شود.///آن‌گاه روى سرش از عذاب آب جوشان بریزید///آنگاه از عذاب آب جوشان بر سرش فرو ریزید.///سپس از عذاب آب سوزان، بر سرش بریزید.///پس از آن آب جوشان بر سرش فرو ریزید.///سپس بر فراز سرش از عذاب آب گرم فرو ریزید///سپس بر سر او از عذاب جوشان بریزید!///پس بریزید بر سرش از شکنجه آب جوشان‌///سپس از عذاب مایعی داغ بر سرش فرو ریزید. quran_en_fa "Taste thou (this)! Truly wast thou mighty, full of honour! [و بگویید:] بچش که تو همان ارجمند و بزرگواری!!///[و بگویید:] بچش که تو همان ارجمند و بزرگواری!!///بچش، که تو پیروزمند و بزرگوارى.///بچش که تو [به خیال خود] همان نیرومند گرامى هستى///بچش که تو همان ارجمند بزرگوارى!///[به او با تمسخر گفته مى‌شود:] «بچش! که تو همان عزیز بزرگوارى!///(و به استهزاء وی گویید: عذاب دوزخ را) بچش که تو بسیار (نزد خود) توانمند و گرامی هستی.///[و بگوییدش‌] بچش که تو [به خیال خودت‌] گرانقدر گرامی هستی‌///(به او گفته می‌شود:) بچش که (به پندار خود) بسیار قدرتمند و محترم بودی!///بچش که توئی همانا آن مهتر گرامی‌///«بچش (که) تو، (همین) تو بی‌چون عزیزی بس گرامی هستی!» quran_en_fa "Truly this is what ye used to doubt!" به یقین این همان چیزی است که همواره درباره آن تردید می‌کردید.///به یقین این همان چیزی است که همواره درباره آن تردید می‌کردید.///این همان چیزى است که در آن شک مى‌کردید.///البته این همان است که به آن شک مى‌کردید///این است همان چیزى که در باره آن تردید مى‌کردید.///این همان است که همواره در آن تردید داشتید.»///این همان عذابی است که از آن در شک و انکار بودید.///این همان است که به آن شک داشتید///این همان چیزی است که پیوسته در آن تردید می‌کردید!///این است آنچه بودید در آن شک می‌کردید///بی‌گمان این است (همان) چیزی که درباره‌ی آن تردید می‌کردید. quran_en_fa As to the Righteous (they will be) in a position of Security, مسلما پرهیزکاران در جایگاه امنی خواهند بود.///مسلما پرهیزکاران در جایگاه امنی خواهند بود.///پرهیزگاران در جاى امنى هستند،///بى‌گمان، پرهیزگاران در جایگاه امنى هستند///به راستى پرهیزگاران در جایگاهى آسوده [اند]،///به راستى پرهیزکاران در جایگاهى امن هستند.///همانا (آن روز سخت) آنان که متقی و خداترس بودند مقام امن و امان یابند.///بی‌گمان پرهیزگاران در مقامی امن هستند///(ولی) پرهیزگاران در جایگاه امنی قرار دارند،///همانا پرهیزکارانند در جایگهی آرام‌///به‌راستی پرهیزگاران در جایگاهی امن هستند. quran_en_fa Among Gardens and Springs; در میان بوستان‌ها و چشمه سارها؛///در میان بوستان‌ها و چشمه سارها؛///در باغها و چشمه‌سارها،///در باغ‌ها و چشمه‌سارها///در بوستانها و کنار چشمه‌سارها.///در میان باغ‌ها و [کنار] چشمه‌ساران.///در باغها و کنار چشمه‌ها و نهرها بیارامند.///در میان باغها و چشمه‌ساران‌///در میان باغها و چشمه‌ها؛///در باغها و چشمه‌سارهائی‌///در بوستان‌هایی (با درختان) سر به هم آورده و (کنار) چشمه‌سارها، quran_en_fa Dressed in fine silk and in rich brocade, they will face each other; لباس هایی از حریر نازک و دیبای ضخیم می‌پوشند در حالی که برابر هم می‌نشینند.///لباس هایی از حریر نازک و دیبای ضخیم می‌پوشند در حالی که برابر هم می‌نشینند.///لباسهایى از سندس و استبرق مى‌پوشند و روبه‌روى هم مى‌نشینند.///حریر نازک و حریر ضخیم مى‌پوشند [و] رویاروى هم [مى‌نشینند]///پرنیان نازک و دیباى ستبر مى‌پوشند [و] برابر هم نشسته‌اند.///لباس‌هاى ابریشمی نازک و ضخیم مى‌پوشند، در حالى که در برابر هم [بر تخت‌ها] نشسته‌اند.///لباس از سندس و استبرق (حریر نازک و ستبر) پوشند و رو به روی هم بر تختها تکیه زنند.///جامه‌هایی از ابریشم نازک و ابریشم ستبر در بر کرده، رو به روی یکدیگرند///آنها لباسهایی از حریر نازک و ضخیم می‌پوشند و در مقابل یکدیگر می‌نشینند؛///پوشند از سندس و استبرق روی به روی‌///از پرنیانی نازک و دیبایی ستبر می‌پوشند، حال آنکه برابر یکدیگرند. quran_en_fa So; and We shall join them to fair women with beautiful, big, and lustrous eyes. [آری سرانجام کار پرهیزکاران] چنین است، و حور العین را به همسری آنان درآوریم،///[آری سرانجام کار پرهیزکاران] چنین است، و حور العین را به همسری آنان درآوریم،///همچنین حورالعین را به همسریشان درآوریم.///[آرى‌] این گونه است و حور العین را به همسرى‌شان در مى‌آوریم/// [آرى،] چنین [خواهد بود] و آنها را با حوریان درشت‌چشم همسر مى‌گردانیم.///این­گونه [ما پاداش مى‌دهیم.] و حوریان را به همسری آنان درمى‌آوریم.///همچنین است و با حوریان زیبا چشمشان جفت قرار داده‌ایم.///آری چنین است، و آنان را با حوریان درشت چشم همسر می‌گردانیم‌///اینچنین‌اند بهشتیان؛ و آنها را با «حور العین» تزویج می‌کنیم!///بدینگونه و همسر آوردیمشان به حور عین‌///(آری،) چنان است و آنها را با حوریان درشت‌چشم همسر گردانیدیم. quran_en_fa There can they call for every kind of fruit in peace and security; در آنجا هر گونه میوه‌ای را که بخواهند می‌طلبند و می‌خورند، در حالی که [از هر جهت] ایمن و آسوده خاطرند؛///در آنجا هر گونه میوه‌ای را که بخواهند می‌طلبند و می‌خورند، در حالی که [از هر جهت] ایمن و آسوده خاطرند؛///در ایمنى هر میوه‌اى را که بخواهند مى‌طلبند.///در آن جا هر میوه‌اى را [که بخواهند] آسوده خاطر مى‌طلبند///در آنجا هر میوه‌اى را [که بخواهند] آسوده خاطر مى‌طلبند.///در آن [باغ‌ها]، هر میوه‌ای را [که بخواهند،] با آسودگى مى‌طلبند.///در آن بهشت پر نعمت از هر نوع میوه‌ای بخواهند بر آنان حاضر و (از هر درد و رنج و زحمت) ایمن و آسوده‌اند.///در آنجا هر میوه‌ای که خواهند در کمال آرامش طلب کنند///آنها در آنجا هر نوع میوه‌ای را بخواهند در اختیارشان قرارمی‌گیرد، و در نهایت امنیت به سر می‌برند!///خوانند در آن به هر میوه‌ای ایمن‌شدگان‌///در آنجا هر میوه‌ای را (که بخواهند) آسوده‌خاطر (همی) می‌خوانند (و می‌خواهند). quran_en_fa Nor will they there taste Death, except the first death; and He will preserve them from the Penalty of the Blazing Fire,- در آنجا مرگ را نمی‌چشند، مرگ آنان همان مرگی بود که در دنیا چشیدند، و خدا آنان را از عذاب دوزخ مصون می‌دارد.///در آنجا مرگ را نمی‌چشند، مرگ آنان همان مرگی بود که در دنیا چشیدند، و خدا آنان را از عذاب دوزخ مصون می‌دارد.///در آنجا طعم مرگ را نمى‌چشند، مگر همان مرگ نخستین. و آنها را خدا از عذاب جهنم نگه داشته است.///در آن جا مرگ را نخواهند چشید، جز همان مرگ نخستین را [که چشیده‌اند]، و آنها را از عذاب دوزخ نگاه مى‌دارد///در آنجا جز مرگ نخستین، مرگ نخواهند چشید و [خدا] آنها را از عذاب دوزخ نگاه مى‌دارد.///در بهشت، جز مرگ نخستین [که پشت سر گذاشته‌اند،] مرگى نخواهند چشید. و خداوند آنان را از عذاب سوزان نگاه داشته است.///و جز آن مرگ اول (که از دنیا مردند) دیگر هیچ طعم مرگ را نمی‌چشند و خدا آنها را از عذاب دوزخ محفوظ خواهد داشت.///در آنجا [طعم‌] هیچ مرگی جز مرگ نخستین نچشند، و [خداوند] ایشان را از عذاب دوزخ در امان دارد///هرگز مرگی جز همان مرگ اول (که در دنیا چشیده‌اند) نخواهند چشید، و خداوند آنها را از عذاب دوزخ حفظ می‌کند؛///نچشند در آن مرگ را جز مرگ نخستین و نگهداشت ایشان را از عذاب دوزخ‌///در آنجا جز مرگ نخستین، مرگی نخواهند چشید، و (خدا) آنها را از عذاب دوزخ نگاه داشته است. quran_en_fa As a Bounty from thy Lord! that will be the supreme achievement! [این] فضل و احسانی است از سوی پروردگار تو، [و] این همان کامیابی بزرگ است.///[این] فضل و احسانی است از سوی پروردگار تو، [و] این همان کامیابی بزرگ است.///این بخششى است از جانب پروردگارت، و این پیروزى بزرگى است.///[این‌] تفضلى است از جانب پروردگار تو، این همان کامیابى بزرگ است/// [این‌] بخششى است از جانب پروردگار تو. این است همان کامیابى بزرگ.///[اینها همه،] بخششى است از [سوی] پروردگارت. این است همان کامیابى بزرگ!///این به فضل و رحمت خدای توست و همین به حقیقت سعادت و فیروزی بزرگ است.///این بخششی از سوی پروردگار توست، این همان رستگاری بزرگ است‌///این فضل و بخششی است از سوی پروردگارت، این همان رستگاری بزرگ است!///فضلی از پروردگار تو این است آن رستگاری بزرگ‌///حال آنکه (این) بخششی است از جانب پروردگارت. این است همان کامیابی راحت بزرگ. quran_en_fa Verily, We have made this (Qur'an) easy, in thy tongue, in order that they may give heed. پس جز این نیست که ما [فهم] قرآن را با زبان تو [که زبانی فصیح و گویاست] آسان ساختیم تا آنان متذکر و هوشیار شوند.///پس جز این نیست که ما [فهم] قرآن را با زبان تو [که زبانی فصیح و گویاست] آسان ساختیم تا آنان متذکر و هوشیار شوند.///ما اداى سخن خویش بر زبان تو آسان کردیم، باشد که پند گیرند،///پس جز این نیست که این [قرآن‌] را به زبان تو آسان ساختیم، باشد که پند گیرند///در حقیقت، [قرآن‌] را بر زبان تو آسان گردانیدیم، امید که پند پذیرند.///مسلما ما قرآن را به زبان تو آسان ساختیم، تا شاید [آنان] پند گیرند.///و ما این قرآن را (با این آیات وعد و وعید با بیان فصیح) به زبان تو آسان کردیم تا مگر خلقان متذکر (حقایق آن) شوند.///جز این نیست که آن را به زبان تو به آسانی روان ساخته‌ایم، باشد که پند گیرند///ما آن [= قرآن‌] را بر زبان تو آسان ساختیم، شاید آنان متذکر شوند!///جز این نیست که روانش ساختیم بر زبانت شاید یادآور شوند///پس تنها آن (قرآن) را به زبان تو آسان گردانیدیم، شاید با کاوشی پند گیرند. quran_en_fa So wait thou and watch; for they (too) are waiting. [ولی اگر متذکر و هوشیار نشدند] پس به انتظار باش که مسلما آنان هم منتظرند [که سرانجام کار چه خواهد شد؟ سرانجام نصرت و پیروزی خدا برای تو و عذاب دنیا و آخرت برای آنان است.]///[ولی اگر متذکر و هوشیار نشدند] پس به انتظار باش که مسلما آنان هم منتظرند [که سرانجام کار چه خواهد شد؟ سرانجام نصرت و پیروزی خدا برای تو و عذاب دنیا و آخرت برای آنان است.]///تو منتظر باش که ایشان نیز منتظرند.///پس منتظر باش که آنها [نیز] منتظرند///پس مراقب باش، زیرا که آنان هم مراقبند.///[ولى اگر پند نگرفتند،] پس منتظر [سرانجام کار] باش! که آنان نیز منتظرند.///پس (از تلاوت این آیات و اتمام حجت بر کافران) منتظر (عذاب بر آنان) باش چنان که آنها هم (بر تو) انتظار (روزگار بد و حوادث ناگوار) دارند.///منتظر باش که آنان نیز منتظرند///(اما اگر نپذیرفتند) منتظر باش، آنها نیز منتظرند (تو منتظر پیروزی الهی و آنها منتظر عذاب و شکست)!///پس منتظر باش که ایشانند هر آینه منتظران‌///پس بس مراقب باشید (که) اینان بی‌گمان همواره مراقبند. quran_en_fa Ha-Mim. حم///حم///حا، میم.///حا، میم///حاء، میم.///حا، میم.///حم (قسم به نام خدای حمید و مجید که).///حم [حا میم‌]///حم‌///حم‌///حم. quran_en_fa The revelation of the Book is from Allah the Exalted in Power, Full of Wisdom. این کتاب نازل شده از سوی خدای توانای شکست ناپذیر وحکیم است.///این کتاب نازل شده از سوی خدای توانای شکست ناپذیر وحکیم است.///نازل شدن این کتاب از جانب خداى پیروزمند و حکیم است.///فرو فرستادن [این‌] کتاب از جانب خداى شکست ناپذیر حکیم است///فرو فرستادن این کتاب، از جانب خداى ارجمند سنجیده‌کار است.///نازل شدن کتاب، از سوى خداوند شکست‌ناپذیر و حکیم است.///تنزیل این کتاب عظیم از جانب خدای مقتدر حکیم است.///کتابی است فرو فرستاده از سوی خداوند پیروزمند فرزانه‌///این کتاب از سوی خداوند عزیز و حکیم نازل شده است!///فرستادن کتاب از خداوند عزتمند حکیم‌///فرو فرستادن تدریجی این کتاب، از جانب خدای عزیز حکیم است. quran_en_fa Verily in the heavens and the earth, are Signs for those who believe. به یقین در آسمان‌ها و زمین برای مؤمنان نشانه هایی [بر ربوبیت، حکمت و قدرت خدا] ست؛///به یقین در آسمان‌ها و زمین برای مؤمنان نشانه هایی [بر ربوبیت، حکمت و قدرت خدا] ست؛///هر آینه در آسمانها و زمین نشانه‌هاى عبرتى است براى مؤمنان.///به راستى در آسمان‌ها و زمین براى مؤمنان نشانه‌هایى [عبرت آموز] هست///به راستى در آسمانها و زمین، براى مؤمنان نشانه‌هایى است.///در آسمان‌ها و زمین، براى مؤمنان نشانه‌هایى است.///همانا در خلقت آسمانها و زمین برای اهل ایمان آیات و ادله‌ای (از قدرت الهی) پدیدار است.///بی‌گمان در آسمانها و زمین مایه‌های عبرتی برای مؤمنان هست‌///بی‌شک در آسمانها و زمین نشانه‌های (فراوانی) برای مؤمنان وجود دارد؛///همانا در آسمانها و زمین است آیتهائی برای ایمان‌آرندگان‌///به‌راستی در آسمان‌ها و زمین، برای مؤمنان به‌درستی نشانه‌هایی است. quran_en_fa And in the creation of yourselves and the fact that animals are scattered (through the earth), are Signs for those of assured Faith. و در آفرینش شما و آنچه از جنبندگان منتشر و پراکنده می‌کند، برای اهل یقین نشانه هایی [بر ربوبیت، حکمت و قدرت خدا] ست؛///و در آفرینش شما و آنچه از جنبندگان منتشر و پراکنده می‌کند، برای اهل یقین نشانه هایی [بر ربوبیت، حکمت و قدرت خدا] ست؛///و در آفرینش شما و پراکنده‌شدن جنبندگان عبرتهاست براى اهل یقین.///و در آفرینش خودتان و آنچه از جنبندگان مى‌پراکند براى مردمى که یقین دارند نشانه‌هاست///و در آفرینش خودتان و آنچه از [انواع‌] جنبنده‌ [ها] پراکنده مى‌گرداند، براى مردمى که یقین دارند نشانه‌هایى است.///و در آفرینش شما و جنبندگانی که [در هستى] پراکنده ساخته، براى اهل یقین، نشانه‌هایى [از قدرت الهى] است.///و در خلقت خود شما آدمیان و انواع بی‌شمار حیوان که در روی زمین پراکنده است هم آیات و براهینی (از قدرت حق) برای اهل یقین آشکار است.///نیز در آفرینشتان و جانورانی که [در زمین‌] می‌پراکند، برای اهل یقین مایه‌های عبرت است‌///و نیز در آفرینش شما و جنبندگانی که (در سراسر زمین) پراکنده ساخته، نشانه‌هایی است برای جمعیتی که اهل یقینند.///و در آفرینش شما و آنچه می‌گستراند از جنبنده آیتهائی است برای قومی که یقین دارند///و در آفرینشتان و آنچه از (انواع) جنبنده‌ها (در زمین و آسمان) پراکنده می‌گرداند، برای مردمی که یقین می‌آورند نشانه‌هایی است. quran_en_fa And in the alternation of Night and Day, and the fact that Allah sends down Sustenance from the sky, and revives therewith the earth after its death, and in the change of the winds,- are Signs for those that are wise. و در رفت و آمد شب و روز و آنچه را از رزق و روزی [چون باران و برف] از آسمان نازل کرده و به وسیله آن زمین را پس از مردگی اش زنده کرده است، و در گرداندن بادها [از سویی به سویی] برای مردمی که تعقل می‌کنند، نشانه هایی است.///و در رفت و آمد شب و روز و آنچه را از رزق و روزی [چون باران و برف] از آسمان نازل کرده و به وسیله آن زمین را پس از مردگی اش زنده کرده است، و در گرداندن بادها [از سویی به سویی] برای مردمی که تعقل می‌کنند، نشانه هایی است.///آمد و شد شب و روز و رزقى که خدا از آسمان مى‌فرستد و زمین مرده را بدان زنده مى‌کند و نیز در وزش بادها عبرتهاست براى عاقلان.///و در آمد و شد شب و روز و رزقى که خدا از آسمان نازل کرده و زمین را پس از مرگش بدان زنده ساخته و در گرداندن بادها براى مردمى که مى‌اندیشند نشانه‌هاست///و [نیز در] پیاپى آمدن شب و روز، و آنچه خدا از روزى از آسمان فرود آورده و به [وسیله‌] آن، زمین را پس از مرگش زنده گردانیده است؛ و [همچنین در] گردش بادها [به هر سو،] براى مردمى که مى‌اندیشند نشانه‌هایى است.///و شب و روز که در پى یکدیگر می‌آیند و آنچه از روزى که خداوند از آسمان فروفرستاده و زمین را با آن پس از پژمردگى‌اش، سبز و زنده نموده است و گردش بادها، براى کسانى که می‌اندیشند، نشانه‌هایى است.///و نیز در رفت و آمد شب و روز و آنچه خدا از آسمان روزی (برای خلق از برف و باران) می‌فرستد و زمین را پس از خزان مرگ دیگر بار بدانها زنده می‌سازد و در وزش بادهای عالم، در همه این موجودات برای خردمندان جهان آیاتی (از قدرت صانع) پیداست.///و در پی یکدیگر آمدن شب و روز، و هر روزی‌ای [باران‌] که خداوند از آسمان فرو فرستاده است، و زمین را پس از پژمردنش بدان زنده داشته است، و در گردش بادها مایه‌های عبرتی برای خردمندان هست‌///و نیز در آمد و شد شب و روز، و رزق (و بارانی) که خداوند از آسمان نازل کرده و بوسیله آن زمین را بعد از مردنش حیات بخشیده و همچنین در وزش بادها، نشانه‌های روشنی است برای گروهی که اهل تفکرند!///و در گردش شبانه روز و آنچه فرستاد خدا از آسمان از روزیی که زنده کرد بدان زمین را پس از مردنش و گردانیدن بادها آیتهائی است برای قومی که بخرد یابند///و (نیز در) پیاپی آمدن شب و روز، و آنچه خدا، روزی از آسمان فرود آورده، پس به (وسیله‌ی) آن، زمین را پس از مرگش زنده گردانیده و (همچنین در) گوناگون کردن و جابه‌جا نمودن بادها (به هر سو) -برای مردمی که می‌اندیشند- نشانه‌هایی است. quran_en_fa Such are the Signs of Allah, which We rehearse to thee in Truth; then in what exposition will they believe after (rejecting) Allah and His Signs? این‌ها آیات خداست که به حق و راستی بر تو می‌خوانیم؛ پس [اگر به این آیات ایمان نیاوردند] به کدام سخن بعد از [سخن] خدا و نشانه هایش ایمان می‌آورند؟///این‌ها آیات خداست که به حق و راستی بر تو می‌خوانیم؛ پس [اگر به این آیات ایمان نیاوردند] به کدام سخن بعد از [سخن] خدا و نشانه هایش ایمان می‌آورند؟///اینها آیات خداست که به راستى بر تو تلاوت مى‌کنیم. جز خدا و آیاتش به کدام سخن ایمان مى‌آورند؟///اینها آیات الهى است که آنها را به درستى بر تو مى‌خوانیم، پس بعد از خدا و آیات او به کدام سخن ایمان مى‌آورند///این‌ [ها] ست آیات خدا که به راستى آن را بر تو مى‌خوانیم. پس، بعد از خدا و نشانه‌هاى او به کدام سخن خواهند گروید؟///این‌ها آیات الهى است که ما آنها را به حق بر تو تلاوت مى‌کنیم، [اگر اینها را نپذیرند،] پس به کدام سخن بعد از [سخن] خدا و آیات او، ایمان مى‌آورند؟///اینها آیات خداست که ما بر تو به حق تلاوت می‌کنیم، پس بعد از خدا و آیات روشن او دیگر به چه برهان ایمان می‌آورند؟///این آیات الهی است که به حق بر تو می‌خوانیم پس به کدامین حدیث بعد از خداوند و آیات او ایمان می‌آورند؟///اینها آیات خداوند است که ما آن را بحق بر تو تلاوت می‌کنیم؛ اگر آنها به این آیات ایمان نیاورند، به کدام سخن بعد از سخن خدا و آیاتش ایمان می‌آورند؟!///این است آیتهای خدا همی خوانیمش بر تو به حق پس به کدام سخن پس از خدا و آیتهایش ایمان می‌آورند///این‌هاست نشانه‌های خدا. به حق آنها را بر تو می‌خوانیم، پس بعد از خدا و نشانه‌هایش به کدام حدیث [: تازه‌ای] خواهند گروید؟ quran_en_fa Woe to each sinful dealer in Falsehoods: وای بر هر دروغگوی گنهکار،///وای بر هر دروغگوی گنهکار،///واى بر هر دروغپرداز گناهکارى!///واى بر هر دروغزن گناه پیشه///واى بر هر دروغزن گناه‌پیشه!///واى بر هر دروغ‌پرداز گناه‌پیشه!///وای بر هر دروغگوی بسیار زشتکار.///وای بر هر دروغ‌زن گناهکاری‌///وای بر هر دروغگوی گنهکار …///وای بر هر دروغگوی گنهکاری‌///وای برای هر دروغزن گناه‌پیشه‌ای! quran_en_fa He hears the Signs of Allah rehearsed to him, yet is obstinate and lofty, as if he had not heard them: then announce to him a Penalty Grievous! که آیات خدا را در حالی که بر او می‌خوانند می‌شنود، آن گاه از روی سرکشی و تکبر چنان که گویی آن را نشنیده است [بر کفر، عناد، دشمنی و مخالفتش] پافشاری می‌کند؛ پس او را به عذابی دردناک بشارت ده.///که آیات خدا را در حالی که بر او می‌خوانند می‌شنود، آن گاه از روی سرکشی و تکبر چنان که گویی آن را نشنیده است [بر کفر، عناد، دشمنی و مخالفتش] پافشاری می‌کند؛ پس او را به عذابی دردناک بشارت ده.///آیات خدا را که بر او خوانده مى‌شود مى‌شنود. آنگاه به گردنکشى پاى مى‌فشرد، چنان که گویى هیچ نشنیده است. پس به عذابى دردآورش بشارت ده.///[که‌] آیات خدا را که بر او خوانده مى‌شود مى‌شنود، سپس به گردنکشى پاى مى‌فشارد، چنان که گویى آن را نشنیده است، پس او را به عذابى دردآور بشارت ده/// [که‌] آیات خدا را که بر او خوانده مى‌شود، مى‌شنود و باز به حال تکبر -چنانکه گویى آن را نشنیده است- سماجت مى‌ورزد. پس او را از عذابى پردرد خبر ده.///که آیات خدا را که پیوسته بر او تلاوت مى‌شود، مى‌شنود؛ ولى همچون کسى که آنها را نشنیده، متکبرانه [بر انحراف خود] اصرار مى‌ورزد. پس او را به عذابى دردناک بشارت بده!///آن که آیات خدا را که بر او تلاوت می‌شود شنیده و بر تکبر و طغیان اصرار می‌کند چنانکه گویی هیچ آیات را نشنیده است، چنین کسانی را به عذاب دردناک بشارت ده.///که آیات الهی را که بر او خوانده می‌شود، می‌شنود، سپس متکبرانه در شیوه خود سماجت می‌ورزد، گویی آنها را نشنیده است، پس او را از عذاب دردناک خبر ده‌///که پیوسته آیات خدا را می‌شنود که بر او تلاوت می‌شود، اما از روی تکبر اصرار بر مخالفت دارد؛ گویی اصلا آن را هیچ نشنیده است؛ چنین کسی را به عذابی دردناک بشارت ده!///که می‌شنود آیتهای خدا را خوانده می‌شوند بر او پس اصرار ورزد برتری‌جویان چنانکه گوئی نشنیدستش پس مژده ده او را به عذابی دردناک‌///آیات خدا را که بر او خوانده می‌شود می‌شنود، سپس به حال تکبر، چنان که گویی آن را نشنیده (بر آنچه خود می‌خواهد و می‌گوید) سماجت می‌ورزد. پس او را به عذابی پردرد بشارت ده. quran_en_fa And when he learns something of Our Signs, he takes them in jest: for such there will be a humiliating Penalty. و هنگامی که به چیزی از آیات ما آگاه می‌شود، آن را به مسخره گیرد؛ اینانند که برای آنان عذاب خوارکننده‌ای خواهد بود.///و هنگامی که به چیزی از آیات ما آگاه می‌شود، آن را به مسخره گیرد؛ اینانند که برای آنان عذاب خوارکننده‌ای خواهد بود.///چون چیزى از آیات ما را فراگیرد، به مسخره‌اش مى‌گیرد. اینان در خور عذابى خوارکننده‌اند.///و چون به چیزى از آیات ما آگاه شود آن را به ریشخند مى‌گیرد. اینان عذابى خفت‌بار برایشان خواهد بود///و چون از نشانه‌هاى ما چیزى بداند، آن را به ریشخند مى‌گیرد. آنان عذابى خفت‌آور خواهند داشت.///و هرگاه از آیات ما چیزى بفهمد، آن را به مسخره مى‌گیرد. آنانند که برایشان عذابى خفت‌بار است.///و چون از آیات ما چیزی بداند آن را به مسخره می‌گیرد، چنین مردم کافر را (در دنیا و آخرت) عذاب ذلت و خواری مهیاست.///و چون از چیزی از آیات ما آگاه شود، آن را به ریشخند می‌گیرد، اینانند که برایشان عذاب خوارکننده است‌///و هرگاه از بعضی آیات ما آگاه شود، آن را به باد استهزا می‌گیرد؛ برای آنان عذاب خوارکننده‌ای است!///و گاهی که داند از آیتهای ما چیزی را برگیردش به ریشخند برای ایشان است عذابی خوارکننده‌///و هنگامی که از نشانه‌های ما چیزی بداند، آنها را به ریشخند گیرد. آنان برایشان عذابی خفت‌بار است. quran_en_fa In front of them is Hell: and of no profit to them is anything they may have earned, nor any protectors they may have taken to themselves besides Allah: for them is a tremendous Penalty. پیش رویشان دوزخ است، و آنچه [از ثروت، مقام، یار و یاور] به دست آورده‌اند و آنچه را به جای خدا سرپرستان و معبودان خود گرفته‌اند، چیزی از عذاب را از آنان دفع نمی‌کند، و برای آنان عذابی بزرگ است.///پیش رویشان دوزخ است، و آنچه [از ثروت، مقام، یار و یاور] به دست آورده‌اند و آنچه را به جای خدا سرپرستان و معبودان خود گرفته‌اند، چیزی از عذاب را از آنان دفع نمی‌کند، و برای آنان عذابی بزرگ است.///پیش رویشان جهنم است. و مالى که به دست آورده‌اند و کسانى که سواى خداى یکتا به خدایى گرفته‌اند به حالشان سود نکند. ایشان راست عذابى بزرگ.///از پشت سرشان دوزخ است، و آنچه را که به دست آورده و آن دوستانى را که غیر از خدا اختیار نموده‌اند به کارشان نمى‌آید و براى ایشان عذابى بزرگ است///پیشاپیش آنها دوزخ است، و نه آنچه را اندوخته و نه آن دوستانى را که غیر از خدا اختیار کرده‌اند، به کارشان مى‌آید، و عذابى بزرگ خواهند داشت.///دوزخ پیش روى آنهاست و دستاوردشان و سرورانى که به جاى خداوند برگزیده‌اند، ذره‌اى آنان را بى‌نیاز نمى‌کند و عذابى بزرگ [در پیش] دارند.///آنها را آتش دوزخ در پیش است و آنچه اندوختند هیچ آنان را نجات و رهایی ندهد و آنچه غیر خدا دوست گرفتند به کارشان نیاید و کیفر آنها بزرگ عذاب قهر خداست.///دوزخ پیشاپیش ایشان است، و آنچه به دست آورده‌اند هیچ به کار ایشان نیاید، همچنین دوستانی که به جای خداوند گرفته‌اند، و عذابی سهمگین در پیش دارند///و پشت سرشان دوزخ است؛ و هرگز آنچه را به دست آورده‌اند آنها را (از عذاب الهی) رهایی نمی‌بخشد، و نه اولیایی که غیر از خدا برای خود برگزیدند (مایه نجاتشان خواهند بود)؛ و عذاب بزرگی برای آنهاست!///از پس ایشان است دوزخ و بی‌نیاز نکند از ایشان آنچه فراهم کردند چیزی و نه آنچه برگرفتند جز خدا دوستانی و ایشان را است عذابی بزرگ‌///از پشت سر آنان دوزخ است و نه آنچه را اندوخته و نه آن اولیایی را که غیر از خدا اختیار کردند، پشیزی به کارشان نمی‌آیند. و برایشان عذابی بزرگ است. quran_en_fa This is (true) Guidance and for those who reject the Signs of their Lord, is a grievous Penalty of abomination. این [قرآن] سراسر هدایت است؛ و کسانی که به آیات پروردگارشان کافر شدند، آنان را عذابی است از نوع عذابی بسیار سخت و دردناک.///این [قرآن] سراسر هدایت است؛ و کسانی که به آیات پروردگارشان کافر شدند، آنان را عذابی است از نوع عذابی بسیار سخت و دردناک.///این رهنمودى است. و آنان که به آیات پروردگارشان ایمان نمى‌آورند، برایشان عذابى است از سخت‌ترین عذابهاى دردآور.///این یک رهنمود است، و کسانى که آیات پروردگارشان را انکار کردند برایشان عذاب دردناک از شکنجه و اضطراب است///این رهنمودى است؛ و کسانى که آیات پروردگارشان را انکار کردند، بر ایشان عذابى دردناک از پلیدى است.///این [قرآن] مایه‌ى هدایت است و کسانى که به آیات پروردگارشان کفر ورزیدند، عذابى شدید و دردناک از هول و اضطراب خواهند داشت.///این قرآن هدایت خلق است و آنان که به آیات خدای خود کافر شدند جزای آنها عذاب دردناک دوزخ است.///این رهنمودی است و کسانی که به آیات پروردگارشان انکار ورزیده‌اند، عذابی از عقوبتی دردناک دارند///این (قرآن) مایه هدایت است، و کسانی که به آیات پروردگارشان کافر شدند، عذابی سخت و دردناک دارند!///این است راهنمائی و آنان که کفر ورزیدند به آیتهای پروردگار خویش ایشان را است عذابی از پلید دردناک‌///این رهنمودی (بزرگ) است‌؛ و کسانی که آیات پروردگارشان را انکار کردند، برایشان عذابی از اضطرابی بس دردناک است. quran_en_fa It is Allah Who has subjected the sea to you, that ships may sail through it by His command, that ye may seek of his Bounty, and that ye may be grateful. خداست که دریا را برای شما مسخر و رام کرد تا کشتی‌ها به فرمانش در آن روان شوند و تا شما [با سفرهای دریایی] از فضل و رزق و روزی اش بهره جویید و تا شما [بر نعمت هایش] سپاس گزاری کنید.///خداست که دریا را برای شما مسخر و رام کرد تا کشتی‌ها به فرمانش در آن روان شوند و تا شما [با سفرهای دریایی] از فضل و رزق و روزی اش بهره جویید و تا شما [بر نعمت هایش] سپاس گزاری کنید.///خداست که دریا را رام کرد تا در آن به فرمان او کشتیها روان باشند، و طلب معیشت کنید، باشد که سپاسگزار باشید.///خدا کسى است که دریا را مسخر شما کرد تا کشتى‌ها در آن به فرمان او حرکت کنند و تا از فضل او طلب [معیشت‌] کنید و باشد که شکر گزارید///خدا همان کسى است که دریا را به سود شما رام گردانید، تا کشتیها در آن به فرمانش روان شوند، و تا از فزون بخشى او [روزى خویش را] طلب نمایید، و باشد که سپاس دارید.///خداوند کسى است که دریا را براى شما رام کرد، تا به فرمان او کشتى‌ها در آن روان شوند و تا از فضل او [روزی] بجویید و شاید سپاسگزارى کنید.///خداست آن که برای شما دریا را مسخر گردانید تا کشتی به امر او (آسان) در آب جاری شود و از آن (به تجارت و سفر) از فضل خدا (روزی) طلبید و باشد که شکر نعمتش به جای آرید.///خداوند کسی است که دریا را برای شما رام کرد تا کشتیها در آن به فرمان او [برای شما] روان شود، تا از نعمت او روزی خود بجویید و باشد که سپاس بگزارید///خداوند همان کسی است که دریا را مسخر شما کرد تا کشتیها بفرمانش در آن حرکت کنند و بتوانید از فضل او بهره گیرید، و شاید شکر نعمتهایش را بجا آورید!///خدا است آنکه رام کرد برای شما دریا را تا روان شود در آن کشتی به فرمانش و تا بجوئید روزی را از فضلش و شاید سپاسگزارید///خدایی است که دریا را برایتان رام گردانید، تا کشتی‌ها در آن به فرمان‌اش روان شوند و تا از فضلش جویا گردید و شاید شکرگزارید. quran_en_fa And He has subjected to you, as from Him, all that is in the heavens and on earth: Behold, in that are Signs indeed for those who reflect. و همه آنچه را در آسمان هاست و آنچه را در زمین است از سوی خود برای شما مسخر و رام کرد؛ بی تردید در این امور برای مردمی که می‌اندیشند، نشانه هایی [بر ربوبیت، حکمت و قدرت خدا] ست.///و همه آنچه را در آسمان هاست و آنچه را در زمین است از سوی خود برای شما مسخر و رام کرد؛ بی تردید در این امور برای مردمی که می‌اندیشند، نشانه هایی [بر ربوبیت، حکمت و قدرت خدا] ست.///رام شما ساخت آنچه در آسمانهاست و آنچه در زمین است. همه از آن اوست. در این براى متفکران عبرتهاست.///و آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است مسخر شما کرد که همه از اوست. قطعا در این [امر] براى مردمى که مى‌اندیشند نشانه‌هاست///و آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است به سود شما رام کرد؛ همه از اوست. قطعا در این [امر] براى مردمى که مى‌اندیشند نشانه‌هایى است.///و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، همه از اوست که براى شما رام نمود. قطعا در این، براى کسانى که فکر می‌کنند، نشانه‌هایى است.///و آنچه در آسمانها و زمین است تمام را مسخر شما گردانید و اینها همه از سوی اوست. در این کار نیز برای مردم با فکرت آیاتی (از قدرت الهی) کاملا پدیدار است.///و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همه از اوست و آنها را برای شما رام کرد، بی‌گمان در این مایه‌های عبرتی برای اندیشه‌وران هست‌///او آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همه را از سوی خودش مسخر شما ساخته؛ در این نشانه‌های (مهمی) است برای کسانی که اندیشه می‌کنند!///و رام کرد برای شما آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همگی از آن وی است همانا در این است آیتهائی برای گروهی که اندیشه کنند///و آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است، به سود شما رام کرد؛ حال آنکه همه (ی این رامش) از اوست. همواره در این (جریان) برای مردمانی که می‌اندیشند بی‌گمان نشانه‌هایی است. quran_en_fa Tell those who believe, to forgive those who do not look forward to the Days of Allah: It is for Him to recompense (for good or ill) each People according to what they have earned. به مؤمنان بگو: از کسانی که به روزهای خدا [چون روز آزمایش بندگان، روز پیروزی اهل ایمان، شکست دشمنان و روز قیامت] امید ندارند، گذشت کنند، تا [خدا] مردمی را [که تهیدست از عقاید پاک و کردار شایسته هستند، در روزی از روزهایش] به خاطر گناهانی که همواره مرتکب می‌شوند، کیفر دهد.///به مؤمنان بگو: از کسانی که به روزهای خدا [چون روز آزمایش بندگان، روز پیروزی اهل ایمان، شکست دشمنان و روز قیامت] امید ندارند، گذشت کنند، تا [خدا] مردمی را [که تهیدست از عقاید پاک و کردار شایسته هستند، در روزی از روزهایش] به خاطر گناهانی که همواره مرتکب می‌شوند، کیفر دهد.///به کسانى که ایمان آورده‌اند، بگو: از خطاى کسانى که به روزهاى خدا باور ندارند درگذرید، تا خود، آن مردم را به جزاى اعمالى که مرتکب شده‌اند پاداش دهد.///به کسانى که ایمان آورده‌اند بگو تا از کسانى که روزهاى [سخت و ناگوار] الهى را باور ندارند در گذرند، تا [خدا] قومى را بدانچه مى‌کردند جزا دهد///به کسانى که ایمان آورده‌اند بگو تا از کسانى که به روزهاى [پیروزى‌] خدا امید ندارند درگذرند، تا [خدا هر] گروهى را به [سبب‌] آنچه مرتکب مى‌شده‌اند به مجازات رساند.///[اى پیامبر!] به کسانى که ایمان آورده‌اند، بگو: از کسانى که به روزهاى خدا امید ندارند، درگذرند [و آنان را به خدا واگذارند،] تا [خداوند در قیامت] هر قومى را به آنچه همواره مرتکب مى‌شوند، کیفر دهد.///به آنان که ایمان آورده‌اند بگو که از (جور جهالتهای) مردمی که به ایام الهی (و روز وعده‌های خدا) امیدوار نیستند درگذرند تا خدا عاقبت هر قومی را به پاداش اعمال خود برساند.///به کسانی که ایمان آورده‌اند بگو از کسانی که از ایام الله بیمی ندارند درگذرند، تا خداوند هر قومی را به حسب کار و کردارشان جزا دهد///به مؤمنان بگو: «کسانی را که امید به ایام الله [= روز رستاخیز] ندارند مورد عفو قرار دهند تا خداوند هر قومی را به اعمالی که انجام می‌دادند جزا دهد»!///بگو بدانان که ایمان آوردند بیامرزند برای آنان که امید ندارند روزهای خدا را تا پاداش دهد گروهی را بدانچه بودند دست می‌آوردند///به کسانی که ایمان آوردند بگو تا از کسانی که به روزها ی (پیروزی حق بر باطل) خدا امید ندارند (اکنون) درگذرند، تا خدا گروهی را به سبب آنچه مرتکب می‌شده‌اند به مجازات رساند. quran_en_fa If any one does a righteous deed, it ensures to the benefit of his own soul; if he does evil, it works against (his own soul). In the end will ye (all) be brought back to your Lord. هرکس کار شایسته‌ای انجام دهد، به سود خود اوست و هرکس مرتکب بدی شود به زیان خود اوست، سپس به سوی پروردگارتان باز گردانده می‌شوید.///هرکس کار شایسته‌ای انجام دهد، به سود خود اوست و هرکس مرتکب بدی شود به زیان خود اوست، سپس به سوی پروردگارتان باز گردانده می‌شوید.///هر کس کار شایسته‌اى کند، به سود خود اوست؛ و هر کس مرتکب کار بدى شود، به زیان اوست. سپس همه به سوى پروردگارتان بازگردانده مى‌شوید.///هر که کارى شایسته کند، به سود خود اوست و هر که بدى کند به زیانش مى‌باشد، سپس به سوى پروردگارتان بازگردانده مى‌شوید///هر که کارى شایسته کند، به سود خود اوست، و هر که بدى کند به زیانش باشد. سپس به سوى پروردگارتان برگردانیده مى‌شوید.///هر کس کار شایسته‌اى کند، پس به سود خود اوست و هر کس کار بدى مرتکب شود، پس به زیان خود اوست. سپس به سوى پروردگارتان بازگردانده مى‌شوید.///هر کس کار نیک کند به نفع خود و هر که بد کند به زیان خویش کرده است، آن گاه (برای پاداش نیک و بد) به سوی خدای خود بازگردانیده می‌شوید.///هر کس که کاری شایسته پیشه کند به سود خود اوست، و هر کس کاری بد در پیش گیرد، به زیان خود اوست، سپس به سوی پروردگارتان بازگردانده شوید///هر کس کار شایسته‌ای بجا آورد، برای خود بجا آورده است؛ و کسی که کار بد می‌کند، به زیان خود اوست؛ سپس همه شما به سوی پروردگارتان بازگردانده می‌شوید!///آنکه کردار نیک کند پس برای خویش است و آنکه بدی کند پس بر آن است سپس بسوی پروردگار خویش بازگردانیده شوید///هر که (کار) شایسته‌ای کند، به سود خودش و هر که بدی کند بر زیان خودش است. سپس تنها سوی پروردگارتان برگردانیده می‌شوید. quran_en_fa We did aforetime grant to the Children of Israel the Book the Power of Command, and Prophethood; We gave them, for Sustenance, things good and pure; and We favoured them above the nations. و همانا ما به بنی اسرائیل کتاب و حکومت و نبوت عطا کردیم، و از پاکیزه‌ها به آنان روزی دادیم و آنان را بر جهانیان [روزگار خودشان] برتری بخشیدیم.///و همانا ما به بنی اسرائیل کتاب و حکومت و نبوت عطا کردیم، و از پاکیزه‌ها به آنان روزی دادیم و آنان را بر جهانیان [روزگار خودشان] برتری بخشیدیم.///ما به بنى‌اسرائیل کتاب و علم داورى و نبوت عطا کردیم و از چیزهاى پاکیزه و خوش روزیشان کردیم. و بر جهانیان برتریشان دادیم.///ما بنى اسرائیل را کتاب و حکومت و نبوت دادیم و از پاکیزه‌ها روزیشان کردیم و آنها را بر جهانیان برترى دادیم///و به یقین، فرزندان اسرائیل را کتاب [تورات‌] و حکم و پیامبرى دادیم و از چیزهاى پاکیزه روزیشان کردیم و آنان را بر مردم روزگار برترى دادیم.///و ما به بنى‌اسرائیل کتاب و حکومت و نبوت دادیم و از [خوردنى‌هاى] پاکیزه و دلپسند روزیشان کردیم و آنان را بر جهانیان [آن روزگار] برترى دادیم.///و ما بنی اسرائیل را کتاب (آسمانی تورات) و حکم و نبوت عطا کردیم و از هر روزی لذیذ و حلال نصیب آنها گردانیدیم و آنان را بر اهل دوران خود فضیلت دادیم.///و به راستی که به بنی‌اسرائیل کتاب آسمانی و فرمانروایی و پیامبری بخشیدیم، و از پاکیزه‌ها روزیشان دادیم، و ایشان را بر جهانیان [هم زمانشان‌] برتری بخشیدیم‌///ما بنی اسرائیل را کتاب (آسمانی) و حکومت و نبوت بخشیدیم و از روزیهای پاکیزه به آنها عطا کردیم و آنان را بر جهانیان (و مردم عصر خویش) برتری بخشیدیم؛///و هر آینه دادیم به بنی‌اسرائیل کتاب و حکم و پیمبری را و روزیشان دادیم از پاکیزه‌ها و برتریشان دادیم بر جهانیان‌///و بی‌گمان همواره فرزندان اسرائیل را کتاب [: تورات] و حکم [: سیاست] و پیامبری [: شریعت] دادیم و از چیزهای پاکیزه روزیشان کردیم و آنان را بر جهانیان [: از گذشتگان و همزمانانشان] برتری دادیم. quran_en_fa And We granted them Clear Signs in affairs (of Religion): it was only after knowledge had been granted to them that they fell into schisms, through insolent envy among themselves. Verily thy Lord will judge between them on the Day of Judgment as to those matters in which they set up differences. و دلایل روشنی [در امر نبوت و دین] در اختیار آنان قرار دادیم، پس آنان [در امر نبوت و دین] اختلاف نکردند مگر پس از آنکه [به وسیله وحی] دانش و آگاهی برای آنان آمد، اختلافشان از روی حسادت و برتری جویی در میان خودشان بود؛ بی تردید پروردگارت روز قیامت درباره آنچه همواره در آن اختلاف می‌کردند میانشان داوری خواهد کرد.///و دلایل روشنی [در امر نبوت و دین] در اختیار آنان قرار دادیم، پس آنان [در امر نبوت و دین] اختلاف نکردند مگر پس از آنکه [به وسیله وحی] دانش و آگاهی برای آنان آمد، اختلافشان از روی حسادت و برتری جویی در میان خودشان بود؛ بی تردید پروردگارت روز قیامت درباره آنچه همواره در آن اختلاف می‌کردند میانشان داوری خواهد کرد.///و آنها را در باره آن امر دلایلى روشن دادیم. و در آن از روى حسد و کینه اختلاف نکردند، مگر آنگاه که دانش یافتند. خدا در روز قیامت در آنچه اختلاف مى‌کردند داورى خواهد کرد.///و دلایل روشنى در امر [دین‌] به آنها عطا کردیم پس ایشان اختلاف نکردند مگر بعد از آن که علم برایشان آمد [آن هم‌] به خاطر حسد و رقابتى که میان خودشان بود. قطعا پروردگار تو روز قیامت میان آنها در آنچه بر سرش اختلاف مى‌کردند حکم خواهد کرد///و دلایل روشنى در امر [دین‌] به آنان عطا کردیم، و جز بعد از آنکه علم برایشان [حاصل‌] آمد، [آن هم‌] از روى رشک و رقابت میان خودشان، دستخوش اختلاف نشدند. قطعا پروردگارت روز قیامت میانشان در باره آنچه در آن اختلاف مى‌کردند، داورى خواهد کرد.///و دلایل روشنى در امر [دین] به آنان دادیم، پس اختلاف نکردند، مگر پس از آن که حقیقت برایشان حاصل شد. [و این اختلاف] از روى حسادت و برترى‌جویى بود که میان آنان وجود داشت. بى‌تردید پروردگارت در قیامت درباره‌ی آنچه پیوسته اختلاف مى‌کردند، میانشان داورى خواهد کرد.///و نیز به آن قوم آیات و معجزات روشن در امر (دین و نظم دنیا) عطا نمودیم و آنها خلاف و نزاع بر نینگیختند مگر دانسته، برای ظلم و تعدی به حقوق یکدیگر. البته خدا بین نزاع و اختلافات آنها روز قیامت داوری خواهد کرد.///و از کار [دین‌] روشنگریها به ایشان دادیم، و اختلاف پیشه نکردند، مگر پس از آنکه علم [وحی‌] بر ایشان نازل شد، آن هم از روی رشک و رقابتی که در میان خود داشتند، بی‌گمان پروردگارت در روز قیامت در میان آنان در آنچه اختلاف داشتند، داوری خواهد کرد///و دلایل روشنی از امر نبوت و شریعت در اختیارشان قرار دادیم؛ آنها اختلاف نکردند مگر بعد از علم و آگاهی؛ و این اختلاف بخاطر ستم و برتری‌جویی آنان بود؛ اما پروردگارت روز قیامت در میان آنها در آنچه اختلاف داشتند داوری می‌کند.///و آوردیمشان تابشهائی (نشانیهائی) از کار پس اختلاف نکردند مگر از پس آنکه بیامدشان دانش به سرکشی میان خویش همانا پروردگار تو داوری کند میان ایشان روز رستاخیز در آنچه بودند در آن اختلاف می‌کردند///و روشنی‌هایی از امر [: دین‌] به آنان دادیم. پس جز بعد از آنکه علم برایشان (حاصل) آمد- از روی ظلم و رقابت میان خودشان- دستخوش اختلاف نشدند. به‌راستی پروردگارت روز قیامت میانشان درباره‌ی آنچه در آن اختلاف می‌کرده‌اند، داوری خواهد کرد. quran_en_fa Then We put thee on the (right) Way of Religion: so follow thou that (Way), and follow not the desires of those who know not. سپس تو را [در امر نبوت و دین] بر آیینی ویژه و کامل قرار دادیم؛ بنابراین از آن پیروی کن و از هواهای نفسانی کسانی که [به حقایق] معرفت و آگاهی ندارند، پیروی مکن.///سپس تو را [در امر نبوت و دین] بر آیینی ویژه و کامل قرار دادیم؛ بنابراین از آن پیروی کن و از هواهای نفسانی کسانی که [به حقایق] معرفت و آگاهی ندارند، پیروی مکن.///پس تو را به راه دین انداختیم. از آن راه برو، و از پى خواهش نادانان مرو.///سپس تو را بر شریعتى که از امر [خدا] است قرار دادیم، پس از آن پیروى کن و از هوس‌هاى کسانى که نمى‌دانند پیروى مکن///سپس تو را در طریقه آیینى [که ناشى‌] از امر [خداست‌] نهادیم. پس آن را پیروى کن، و هوسهاى کسانى را که نمى‌دانند پیروى مکن.///سپس تو را در امر [دین‌]، بر شریعت و آیینى ویژه و کامل قرار دادیم، پس آن را پیروى کن و از هوس‌ها و خواسته‌هاى نادانان پیروى مکن!///سپس ما تو را بر شریعت کامل در امر دین مقرر فرمودیم. تو آن را کاملا پیروی کن و هیچ پیرو هوای نفس مردم (مشرک) نادان مباش.///سپس تو را برخوردار از آبشخوری از امر [دین‌] ساختیم، پس از آن پیروی کن و از هوی و هوس نادانان پیروی مکن‌///سپس تو را بر شریعت و آیین حقی قرار دادیم؛ از آن پیروی کن و از هوسهای کسانی که آگاهی ندارند پیروی مکن!///سپس قرار دادیم تو را بر آئینی از کار پس پیرویش کن و پیروی مکن هوسهای آنان را که نمی‌دانند///سپس تو را بر راهواره‌ای (بس روشن) از امر (دین) نهادیم. پس آن را پیروی کن و هوس‌های کسانی را که نمی‌دانند پیروی مکن. quran_en_fa They will be of no use to thee in the sight of Allah: it is only Wrong-doers (that stand as) protectors, one to another: but Allah is the Protector of the Righteous. آنان در برابر خدا نمی‌توانند چیزی [از گرفتاری‌ها و بلاها] را از تو دفع کنند؛ و همانا ستمکاران یار و یاور یکدیگرند و خدا یار و یاور پرهیزکاران است.///آنان در برابر خدا نمی‌توانند چیزی [از گرفتاری‌ها و بلاها] را از تو دفع کنند؛ و همانا ستمکاران یار و یاور یکدیگرند و خدا یار و یاور پرهیزکاران است.///اینان تو را هیچ از خدا بى‌نیاز نمى‌کنند و ظالمان دوستداران یکدیگرند، و خدا دوستدار پرهیزگاران است.///آنها هرگز در برابر خدا از تو حمایتى نتوانند کرد، و همانا ستمگران یار و یاور یکدیگرند و خدا یاور پرهیزکاران است///آنان هرگز در برابر خدا از تو حمایت نمى‌کنند [و به هیچ وجه به کار تو نمى‌آیند] و ستمگران بعضى‌شان دوستان بعضى [دیگر] ند، و خدا یار پرهیزگاران است.///آنان در برابر [عذاب] خداوند، هرگز از تو دفاع نمی‌کنند و البته ستمگران یاور یکدیگرند و خداوند یار پرهیزکاران است.///آن مردم هیچ تو را در برابر (عذاب) خدا به کار نیایند، و ستمکاران عالم به نفع خود در ظلم و ستم دوستدار و مددکار یکدیگرند و خدا دوستدار و مددکار متقیان است.///که ایشان در برابر [عذاب‌] خداوند، چیزی را از تو باز ندارند، و بی‌گمان بعضی از ستمکاران [مشرک‌] سرور بعضی دیگرند، و خداوند سرور پرهیزگاران است‌///آنها هرگز نمی‌توانند تو را در برابر خداوند بی‌نیاز کنند (و از عذابش برهانند)؛ و ظالمان یار و یاور یکدیگرند، اما خداوند یار و یاور پرهیزگاران است!///همانا ایشان بی‌نیازت نکنند از خدا به چیزی و همانا ستمگرانند برخیشان دوستان برخی و خدا است دوست پرهیزکاران‌///بی‌چون آنان در برابر خدا از تو هرگز هیچ‌گونه کفایت و حمایتی نمی‌کنند (و به هیچ‌وجه به کار تو نمی‌آیند) و ستمگران، بی‌گمان بعضیشان پشتوانه‌ی بعضی (دیگر) ند. و خدا ولی و پشتوانه‌ی پرهیزگاران است. quran_en_fa These are clear evidences to men and a Guidance and Mercy to those of assured Faith. این [قرآن و آیین] وسایل بینایی و بصیرت برای مردم و سراسر هدایت و رحمت برای گروهی است که [حقایق را] باور دارند.///این [قرآن و آیین] وسایل بینایی و بصیرت برای مردم و سراسر هدایت و رحمت برای گروهی است که [حقایق را] باور دارند.///این قرآن مایه بصیرت مردم و هدایت و رحمتى است براى اهل یقین.///این [کتاب مایه‌ى‌] بصیرت‌هایى براى مردم است و براى قومى که یقین آورند هدایت و رحمتى است///این [کتاب‌] براى مردم، بینش‌بخش و براى قومى که یقین دارند، رهنمود و رحمتى است.///این [کتاب و آیین] براى مردم، وسیله‌ى بصیرت و هدایت و براى اهل یقین، مایه‌ى رحمت است.///این قرآن برای عموم مردم مایه بصیرت بسیار و برای اهل یقین موجب هدایت و رحمت پروردگار است.///این دیده‌وریهایی برای مردم است، و برای اهل ایقان رهنمود و رحمت است‌///این (قرآن و شریعت آسمانی) وسایل بینایی و مایه هدایت و رحمت است برای مردمی که (به آن) یقین دارند!///این بینشهائی است برای مردم و راهنمائی و رحمتی برای گروهی که یقین دارند///این (کتاب) برای مردم، دیدگاه‌هایی و برای قومی که یقین می‌آورند، هدایت و رحمتی بزرگ است. quran_en_fa What! Do those who seek after evil ways think that We shall hold them equal with those who believe and do righteous deeds,- that equal will be their life and their death? Ill is the judgment that they make. آیا کسانی که مرتکب گناهان شدند، گمان دارند آنان را مانند کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، قرار می‌دهیم که زندگی و مرگشان یکسان باشد؟ چه بد داوری می‌کنند.///آیا کسانی که مرتکب گناهان شدند، گمان دارند آنان را مانند کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، قرار می‌دهیم که زندگی و مرگشان یکسان باشد؟ چه بد داوری می‌کنند.///آیا آنان که مرتکب بدیها مى‌شوند مى‌پندارند که در شمار کسانى که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند قرارشان مى‌دهیم؟ و آیا زندگى و مرگشان یکسان است؟ چه بد داورى مى‌کنند.///آیا کسانى که مرتکب زشتى‌ها شدند پنداشته‌اند که آنها را مانند کسانى قرار مى‌دهیم که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند [و] حیات و مماتشان یکسان است؟ بد قضاوتى دارند///آیا کسانى که مرتکب کارهاى بد شده‌اند پنداشته‌اند که آنان را مانند کسانى قرار مى‌دهیم که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند [به طورى که‌] زندگى آنها و مرگشان یکسان باشد؟ چه بد داورى مى‌کنند.///آیا کسانى که مرتکب کارهاى بد شدند، گمان کردند که ما آنان را همچون کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، قرار خواهیم داد؟ و حیات و مرگشان یکسان است؟ چه بد داورى مى‌کنند!///آیا آنان که مرتکب اعمال زشت و تبهکاری شدند گمان کردند رتبه آنها را مانند کسانی که ایمان آورده و نیکوکار شدند قرار می‌دهیم تا در مرگ و زندگانی هم با مؤمنان یکسان باشند؟ حکم آنها اندیشه بسیار باطل و جاهلانه‌ای است.///یا کسانی که مرتکب گناهان شده‌اند گمان می‌دارند که ایشان را همانند کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، قرار می‌دهیم، که زندگانی و مرگشان یکسان باشد؟ چه بد است داوریشان‌///آیا کسانی که مرتکب بدیها و گناهان شدند گمان کردند که ما آنها را همچون کسانی قرارمی‌دهیم که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند که حیات و مرگشان یکسان باشد؟! چه بد داوری می‌کنند!///یا پنداشتند آنان که فراهم کردند بدیها را که بگردانیمشان مانند آنان که ایمان آوردند و کردارهای شایسته کردند یکسان زندگانیشان و مردنشان چه زشت است آنچه حکم کنند///یا کسانی که مرتکب کارهای بد شده‌اند پنداشته‌اند که آنان را مانند کسانی قرار می‌دهیم که ایمان آورده و کارهای شایسته کردند؛ حال آنکه زندگیشان و مرگشان یکسان است‌؟ چه بد داوری می‌کنند! quran_en_fa Allah created the heavens and the earth for just ends, and in order that each soul may find the recompense of what it has earned, and none of them be wronged. خدا آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید، و تا هر کس در برابر اعمالی که انجام داده است، پاداش یابد و آنان مورد ستم قرار نمی‌گیرند.///خدا آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید، و تا هر کس در برابر اعمالی که انجام داده است، پاداش یابد و آنان مورد ستم قرار نمی‌گیرند.///و خدا آسمانها و زمین را به حق بیافرید تا هر کسى را برابر کارى که کرده است پاداش دهد و به آنها ستم نشود.///و خدا آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید و تا هر کسى به موجب آنچه به دست آورده جزا داده شود و به آنها ستم نمى‌شود///و خدا آسمانها و زمین را به حق آفریده است، و تا هر کسى به [موجب‌] آنچه به دست آورده پاداش یابد، و آنان مورد ستم قرار نخواهند گرفت.///و خداوند آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید، تا هر کس به موجب آنچه کسب کرده است، پاداش داده شود و به آنان ستم نمی‌شود.///و خدا آسمانها و زمین را به حق آفریده است (و در هر چه خلق کرده مصلحت و مقصودی داشته) و عاقبت هر نفسی بی هیچ ستمی پاداش هر عملی که کرده است خواهد یافت.///خداوند آسمانها و زمین را به حق آفریده است، تا هر کسی را بر حسب آنچه کرده است، جزا دهد و بر ایشان ستم نرود///و خداوند آسمانها و زمین را بحق آفریده است تا هر کس در برابر اعمالی که انجام داده است جزا داده شود؛ و به آنها ستمی نخواهد شد!///و آفرید خدا آسمانها و زمین را به حق و تا پاداش داده شود هر که بدانچه دست آورد و ایشان ستم نشوند///و خدا آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید و تا هر کسی به موجب آنچه به دست آورده جزا داده شود و اینان ستم (هم) نمی‌شوند. quran_en_fa Then seest thou such a one as takes as his god his own vain desire? Allah has, knowing (him as such), left him astray, and sealed his hearing and his heart (and understanding), and put a cover on his sight. Who, then, will guide him after Allah (has withdrawn Guidance)? Will ye not then receive admonition? پس آیا کسی که معبودش را هوای نفسش قرار داده دیدی؟ و خدا او را از روی علم و آگاهی خود [بر اینکه شایسته هدایت نیست] گمراه کرد، و بر گوش و دلش مهر [تیره بختی] نهاد، و بر چشم [دلش] پرده‌ای قرار داده است، پس چه کسی است که بعد از خدا او را هدایت کند؟ آیا متذکر [حقایق] نمی‌شوید؟///پس آیا کسی که معبودش را هوای نفسش قرار داده دیدی؟ و خدا او را از روی علم و آگاهی خود [بر اینکه شایسته هدایت نیست] گمراه کرد، و بر گوش و دلش مهر [تیره بختی] نهاد، و بر چشم [دلش] پرده‌ای قرار داده است، پس چه کسی است که بعد از خدا او را هدایت کند؟ آیا متذکر [حقایق] نمی‌شوید؟///آیا آن کس را که هوسش را چون خداى خود گرفت و خدا از روى علم گمراهش کرد و بر گوش و دلش مهر نهاد و بر دیدگانش پرده افکند، دیده‌اى؟ اگر خدا هدایت نکند چه کسى او را هدایت خواهد کرد؟ چرا پند نمى‌گیرید؟///پس آیا دیدى کسى را که هواى خویش را معبود خود قرار داده و خدا او را از روى علم [به این که پذیراى هدایت نبود] گمراه ساخته و بر گوش و دلش مهر زده و بر دیده‌اش پرده نهاده است؟ آیا پس از خدا چه کسى او را هدایت خواهد کرد؟ آیا متذکر نمى‌شوید///پس آیا دیدى کسى را که هوس خویش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانیده و بر گوش او و دلش مهر زده و بر دیده‌اش پرده نهاده است؟ آیا پس از خدا چه کسى او را هدایت خواهد کرد؟ آیا پند نمى‌گیرید؟///پس آیا دیدى [حال] کسى را که هواى [نفس] خویش را معبود خود قرار داده و خداوند او را با وجود آگاهیش به بیراهه گذاشت و بر گوش و قلبش مهر زد و بر چشمش پرده‌اى نهاد؟ پس بعد از خدا کیست که او را هدایت کند؟ پس آیا پند نمى‌گیرید؟///(ای رسول ما) آیا می‌نگری آن را که هوای نفسش را خدای خود قرار داده و خدا او را دانسته (و پس از اتمام حجت) گمراه ساخته و مهر (قهر) بر گوش و دل او نهاده و بر چشم وی پرده ظلمت کشیده؟ پس او را بعد از خدا دیگر که هدایت خواهد کرد؟ آیا متذکر این معنی نمی‌شوید؟///آیا دیده‌ای آن کس را که هوای نفسش را [همچون‌] خدای خود گرفت و خداوند او را با وجود آگاهی‌اش، بیراه گذارد، و بر گوش و دل او مهر نهاد و بر چشمش پرده کشید، پس چه کسی پس از خداوند او را هدایت می‌کند، آیا پند نمی‌گیرید؟///آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوای نفس خویش قرار داده و خداوند او را با آگاهی (بر اینکه شایسته هدایت نیست) گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مهر زده و بر چشمش پرده‌ای افکنده است؟! با این حال چه کسی می‌تواند غیر از خدا او را هدایت کند؟! آیا متذکر نمی‌شوید؟!///آیا دیدی آن را که برگرفت خدای خویش را هوس خویش و گمراهش ساخت خدا با دانائی و مهر نهاد بر گوش او و دلش و نهاد بر دیده او پرده‌ای پس که رهبریش کند پس از خدا آیا یادآور نمی‌شوند///پس آیا دیدی کسی را که معبودش را هوای نفسش برگرفته و خدا او را آگاهانه گمراه گردانیده و بر گوش و دلش مهر زده و بر دیده‌اش پرده‌ای نهاده‌‌؟ پس آیا بعد از خدا چه کسی او را هدایت خواهد کرد؟ آیا پس (از این) به‌درستی (درستی‌ها را) یاد نمی‌کنید؟ quran_en_fa And they say: "What is there but our life in this world? We shall die and we live, and nothing but time can destroy us." But of that they have no knowledge: they merely conjecture: گفتند: زندگی و حیاتی جز همین زندگی و حیات دنیای ما نیست که [همواره گروهی از ما] می‌میریم و [گروهی] زندگی می‌کنیم، و ما را فقط روزگار هلاک می‌کند. آنان را نسبت به آنچه می‌گویند یقینی در کار نیست، آنان فقط حدس و گمان می‌زنند.///گفتند: زندگی و حیاتی جز همین زندگی و حیات دنیای ما نیست که [همواره گروهی از ما] می‌میریم و [گروهی] زندگی می‌کنیم، و ما را فقط روزگار هلاک می‌کند. آنان را نسبت به آنچه می‌گویند یقینی در کار نیست، آنان فقط حدس و گمان می‌زنند.///و گفتند: جز زندگى دنیوى ما هیچ نیست. مى‌میریم و زنده مى‌شویم و ما را جز دهر هلاک نکند. آنان را بدان دانشى نیست و جز در پندارى نیستند.///و گفتند: جز زندگى دنیوى ما هیچ نیست مى‌میریم و زنده مى‌شویم و ما را جز طبیعت هلاک نمى‌کند، آنان را به این [مطلب‌] هیچ دانشى نیست و جز این نیست که گمان مى‌کنند///و گفتند: «غیر از زندگانى دنیاى ما [چیز دیگرى‌] نیست؛ مى‌میریم و زنده مى‌شویم، و ما را جز طبیعت هلاک نمى‌کند.» و [لى‌] به این [مطلب‌] هیچ دانشى ندارند [و] جز [طریق‌] گمان نمى‌سپرند.///وگفتند: «جز همین زندگى دنیایى، زندگى دیگرى نیست. [گروهی] مى‌میریم و [گروهی] زنده مى‌شویم و ما را چیزى جز طبیعت و روزگار نابود نمى‌کند.» در حالى که هیچ­گونه علمى بر این ادعا ندارند. آنان تنها گروهى خیال­بافند.///و کافران گفتند که زندگی ما جز همین نشأه دنیا و مرگ و حیات طبیعت نیست و جز دهر و طبیعت کسی ما را نمی‌میراند. و این سخن نه از روی علم و دلیل بلکه از روی جهل و وهم و خیال می‌گویند.///و گویند چیزی جز زندگی دنیوی ما در کار نیست، که زنده می‌شویم و می‌میریم و چیزی جز روزگار ما را نمی‌کشد، و آنان را به این امر علم نیست، چیزی جز پنداربافی نمی‌کنند///آنها گفتند: «چیزی جز همین زندگی دنیای ما در کار نیست؛ گروهی از ما می‌میرند و گروهی جای آنها را می‌گیرند؛ و جز طبیعت و روزگار ما را هلاک نمی‌کند!» آنان به این سخن که می‌گویند علمی ندارند، بلکه تنها حدس می‌زنند (و گمانی بی‌پایه دارند)!///و گفتند نیست آن جز زندگانی نزدیک ما می‌میریم و زنده شویم و نمیراند ما را جز روزگار و نیستشان به این دانشی نیستند آنان جز پندارندگان‌///و گفتند: «غیر از زندگی دنیای ما (زندگی دیگری) نیست‌؛ می‌میریم و زنده می‌شویم و ما را جز دهر [: طبیعت] هلاک نمی‌کند.» حال آنکه به این (گزافه) هیچ علمی ندارند (و) اینان بجز گمان نمی‌بافند. quran_en_fa And when Our Clear Signs are rehearsed to them their argument is nothing but this: They say, "Bring (back) our forefathers, if what ye say is true!" چون آیات روشن ما [درباره معاد و زنده شدن مردگان] بر آنان خوانده شود، برهان و دلیلی جز این ندارند که می‌گویند: اگر شما [در زمینه زنده شدن مردگان] راستگویید [با درخواست از خدا] پدران ما را [زنده کنید و] نزد ما بیاورید [تا به زنده شدن مردگان یقین پیدا کنیم.]///چون آیات روشن ما [درباره معاد و زنده شدن مردگان] بر آنان خوانده شود، برهان و دلیلی جز این ندارند که می‌گویند: اگر شما [در زمینه زنده شدن مردگان] راستگویید [با درخواست از خدا] پدران ما را [زنده کنید و] نزد ما بیاورید [تا به زنده شدن مردگان یقین پیدا کنیم.]///و چون آیات روشنگر ما بر آنها تلاوت شود، حجتشان جز این نیست که مى‌گویند: اگر راست مى‌گویید، پدران ما را زنده کنید.///و چون آیات روشن ما بر آنها خوانده شود، دلیلشان جز این نیست که مى‌گویند: پدران ما را [زنده‌] بیاورید اگر راست مى‌گویید///و چون آیات روشن ما بر آنان خوانده شود، دلیلشان همواره جز این نیست که مى گویند: «اگر راست مى‌گویید پدران ما را [حاضر] آورید.»///و هرگاه آیات روشن ما [درباره‌ی معاد] بر آنان تلاوت گردد، دلیل و حجتى ندارند، مگر آن که می‌گویند: «اگر راست مى‌گویید، پدران ما را [زنده کنید و] بیاورید!»///و چون آیات و ادله روشن ما بر آن کافران تلاوت شود دیگر حجت و عذری نداشته جز اینکه گویند: اگر راست می‌گویید پدران ما را (زنده کنید و) بیاورید.///و چون آیات روشنگر ما بر آنان خوانده شود، بهانه‌شان جز این نیست که گویند اگر راست می‌گویید پدران ما را بازآورید///و هنگامی که آیات روشن ما بر آنها خوانده می‌شود، دلیلی در برابر آن ندارند جز اینکه می‌گویند: «اگر راست می‌گویید پدران ما را (زنده کنید) و بیاورید (تا گواهی دهند)!»///و گاهی که خوانده شود بر ایشان آیتهای ما روشن نباشد دستاویز ایشان جز آنکه گویند بیارید پدران ما را اگر هستید راستگویان‌///و هنگامی که آیات ما به روشنی بر آنان خوانده شود، دلیلشان همواره جز این نبوده است که گویند: «اگر (از) راستان بوده‌اید پدرانمان را بیاورید.» quran_en_fa Say: "It is Allah Who gives you life, then gives you death; then He will gather you together for the Day of Judgment about which there is no doubt": But most men do not understand. بگو: خدا شما را [ابتدا از لابه لای عناصر مرده برای قرار گرفتن در دنیا] حیات می‌بخشد، سپس می‌میراند، آن گاه همه شما را به روز قیامت که هیچ شکی در آن نیست گرد می‌آورد، ولی بیشتر مردم [به این حقایق] معرفت و آگاهی ندارند.///بگو: خدا شما را [ابتدا از لابه لای عناصر مرده برای قرار گرفتن در دنیا] حیات می‌بخشد، سپس می‌میراند، آن گاه همه شما را به روز قیامت که هیچ شکی در آن نیست گرد می‌آورد، ولی بیشتر مردم [به این حقایق] معرفت و آگاهی ندارند.///بگو: خداست که شما را زنده مى‌کند، پس مى‌میراند و سپس همه را در روز قیامت -که شکى در آن نیست- گردمى‌آورد. ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.///بگو: خداست که شما را زنده مى‌کند، سپس مى‌میراند، آن‌گاه به روز رستاخیز که تردیدى در آن نیست گرد مى‌آورد، ولى بیشتر مردم [این را] نمى‌دانند///بگو: «خدا [ست که‌] شما را زندگى مى‌بخشد، سپس مى‌میراند، آنگاه شما را به سوى روز رستاخیز -که تردیدى در آن نیست- گرد مى‌آورد، ولى بیشتر مردم [این را] نمى‌دانند.»///بگو: «خداست که شما را زنده مى‌کند، سپس مى‌میراند و آن‌گاه براى روز قیامت که شکى در آن نیست، همه را گرد مى‌آورد؛ ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.»///بگو: خدا شما را زنده کند سپس بمیراند و باز تمام شما را جمع گرداند به روز قیامت که آن روز بی شک و ریب بیاید و لیکن اکثر مردم نمی‌دانند.///بگو خداوند است که شما را زندگی می‌بخشد و سپس می‌میراند، سپس در روز قیامت که شکی در [فرارسیدن‌] آن نیست، گرد می‌آورد، ولی بیشترینه مردم نمی‌دانند///بگو: «خداوند شما را زنده می‌کند، سپس می‌میراند، بار دیگر در روز قیامت که در آن تردیدی نیست گردآوری می‌کند؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.»///بگو خدا زنده سازد شما را پس بمیراندتان سپس گرد آورد شما را بسوی روز رستاخیز نیست شکی در آن و لیکن بیشتر مردم نمی‌دانند///بگو: «خدا شما را زنده می‌کند، پس آنگه شما را می‌میراند، سپس شما را فراسوی روز رستاخیز - که شکی مستند در آن نیست - گرد می‌آورد ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.» quran_en_fa To Allah belongs the dominion of the heavens and the earth, and the Day that the Hour of Judgment is established,- that Day will the dealers in Falsehood perish! و مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره خداست، و روزی که قیامت برپا شود، آن روز است که اهل باطل زیان خواهند دید،///و مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره خداست، و روزی که قیامت برپا شود، آن روز است که اهل باطل زیان خواهند دید،///از آن خداوند است فرمانروایى آسمان و زمین. و آن روز که قیامت بر پا شود، اهل باطل زیان خواهند کرد.///و فرمانروایى آسمان‌ها و زمین از آن خداست، و روزى که رستاخیز برپا شود، در چنین روزى باطل‌اندیشان زیان مى‌کنند///و فرمانروایى آسمانها و زمین از آن خداست، و روزى که رستاخیز بر پا شود، آن روز است که باطل‌اندیشان زیان خواهند دید.///فرمانروایى آسمان‌ها و زمین مخصوص خداست و روزى که رستاخیز برپا شود، آن روز یاوه‌سرایان زیانکارند.///آسمانها و زمین همه ملک خداست و روزی که ساعت قیامت بر پا شود آن روز اهل باطل (و منکران معاد) زیانکار خواهند بود.///و فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداوند است، و روزی که قیامت برپا شود، در چنین روزی باطل‌اندیشان زیان کنند///مالکیت و حاکمیت آسمانها و زمین برای خداست؛ و آن روز که قیامت برپا شود اهل باطل زیان می‌بینند!///و خدا را است پادشاهی آسمانها و زمین و روزی که بپا شود ساعت آن روز زیانکار شوند نادرستان‌///و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین تنها از آن خداست و روزی که ساعت (قیامت) بر پا شود، در آن هنگام (و هنگامه) باطل‌کنندگان (حق) زیان خواهند دید. quran_en_fa And thou wilt see every sect bowing the knee: Every sect will be called to its Record: "This Day shall ye be recompensed for all that ye did! و هر امتی را در آن روز به زانو درافتاده می‌بینی، [آن روز] هر امتی به سوی نامه اعمالش خوانده می‌شود [و به آنان می‌گویند:] امروز همان اعمالی که همواره انجام می‌دادید به شما پاداش می‌دهند.///و هر امتی را در آن روز به زانو درافتاده می‌بینی، [آن روز] هر امتی به سوی نامه اعمالش خوانده می‌شود [و به آنان می‌گویند:] امروز همان اعمالی که همواره انجام می‌دادید به شما پاداش می‌دهند.///هر امتى را ببینى که به زانو درآمده است، و هر امتى را براى گرفتن نامه اعمالش بخوانند. در چنین روزى در برابر اعمالى که کرده‌اید پاداش مى‌بینید.///و هر امتى را به زانو درآمده مى‌بینى. هر امتى به سوى کتاب خویش خوانده مى‌شود [و گفته شود:] امروز سزاى آنچه را که مى‌کردید مى‌بینید///و هر امتى را به زانو در آمده مى‌بینى؛ هر امتى به سوى کارنامه خود فراخوانده مى‌شود [و بدیشان مى‌گویند:] «آنچه را مى‌کردید امروز پاداش مى‌یابید.///و [در روز رستاخیز] هر امتى را [از شدت خضوع و وحشت] به زانو درآمده مى‌بینى، در حالى که هر امتى به سوى [کارنامه و] کتابش فراخوانده شده است. [و به آنان می‌گوییم:] «امروز آنچه را عمل مى‌کردید، به شما پاداش مى‌دهند.///و در آن روز هر گروهی را بنگری که به زانو در آمده و هر فرقه به سوی کتاب و نامه عمل خود خوانده شود (و ندا شود که) امروز همه به پاداش اعمال خود می‌رسید.///و بینی هر امتی را که [برای دادخواهی‌] به زانو درآمده، هر امتی با کتابش فراخوانده شود، [گویند] امروز در برابر آنچه کرده‌اید، جزا می‌یابید///در آن روز هر امتی را می‌بینی (که از شدت ترس و وحشت) بر زانو نشسته؛ هر امتی بسوی کتابش خوانده می‌شود، و (به آنها می‌گویند:) امروز جزای آنچه را انجام می‌دادید به شما می‌دهند!///و بینی هر ملتی را به زانو درآمده هر ملتی خوانده شوند بسوی کتاب خویش امروز پاداش داده می‌شوید آنچه را بودید می‌کردید///و هر امتی را به زانو در آمده بینی‌؛ هر امتی سوی کتابش [: کارنامه‌ی اعمالش] فراخوانده می‌شود (و بدیشان می‌گویند): «آنچه را می‌کرده‌اید امروز درمی‌یابید.» quran_en_fa "This Our Record speaks about you with truth: For We were wont to put on Record all that ye did." این نوشته ماست که بر پایه حق و درستی بر ضد شما سخن می‌گوید؛ زیرا ما آنچه را همواره انجام می‌دادید، می‌نوشتیم.///این نوشته ماست که بر پایه حق و درستی بر ضد شما سخن می‌گوید؛ زیرا ما آنچه را همواره انجام می‌دادید، می‌نوشتیم.///این نوشته ماست که به حق سخن مى‌گوید، زیرا ما کارهایى را که مى‌کرده‌اید مى‌نوشته‌ایم.///این نامه ماست که بر ضد شما به حق سخن مى‌گوید. همانا ما از آنچه مى‌کردید نسخه بر مى‌داشتیم///این است کتاب ما که علیه شما به حق سخن مى‌گوید. ما از آنچه مى‌کردید، نسخه بر مى‌داشتیم.»///این است کتاب ما که به حق بر ضد شما سخن مى‌گوید. [و کردار شما را بازگو مى‌کند.] ما آنچه را انجام مى‌دادید، نسخه‌بردارى و ثبت مى‌کردیم.»///این کتاب ضبط ما به حق بر شما سخن می‌گوید، که ما هر چه می‌کرده‌اید همه را درست می‌نگاشتیم.///این کتاب ماست که به راستی بر شما گواهی می‌دهد، ما آنچه شما انجام می‌دادید ثبت می‌کردیم‌///این کتاب ما است که بحق با شما سخن می‌گوید (و اعمال شما را بازگو می‌کند)؛ ما آنچه را انجام می‌دادید می‌نوشتیم!///این است کتاب ما سخنگوی است بر شما به حق همانا ما استنساخ می‌کردیم (می‌نوشتیم) آنچه را بودید می‌کردید///«این کتاب و نوشته‌ی ماست، که علیه شما حق را بازگو (و افشاگری) می‌کند. ما بی‌چون از آنچه می‌کرده‌اید پیوسته نسخه‌‌برداری می‌کرده‌ایم.» quran_en_fa Then, as to those who believed and did righteous deeds, their Lord will admit them to His Mercy that will be the achievement for all to see. و اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، پس پروردگارشان آنان را در رحمت خود درآورد؛ این همان کامیابی آشکار است،///و اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، پس پروردگارشان آنان را در رحمت خود درآورد؛ این همان کامیابی آشکار است،///اما کسانى را که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته مى‌کنند، پروردگارشان داخل در رحمت خویش مى‌کند، و این کامیابى آشکار است.///و اما کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند، پروردگارشان آنها را در [جوار] رحمت خود در مى‌آورد. این همان کامیابى آشکار است///و اما کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، پس پروردگارشان آنان را در جوار رحمت خویش داخل مى‌گرداند. این همان کامیابى آشکار است.///پس کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کرده‌اند، پروردگارشان آنان را در رحمت خویش وارد مى‌کند. این است آن رستگارى آشکار!///اما آنان که ایمان آورده و نیکوکار شدند آنها را خدا در رحمت خود داخل سازد که آن سعادت و فیروزی معین و معلومی است.///اما کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، پروردگارشان ایشان را به جوار رحمت خویش [بهشت‌] در می‌آورد، این همان رستگاری آشکار است‌///اما کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، پروردگارشان آنها را در رحمت خود وارد می‌کند؛ این همان پیروزی بزرگ است!///اما آنان که ایمان آوردند و کردارهای نکو کردند پس درآردشان پروردگارشان در رحمت خویش این است آن رستگاری آشکار///پس اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته‌‌ (ی ایمان) کرده‌اند، در نتیجه پروردگارشان آنان را در جوار رحمت خویش داخل می‌گرداند. این همان کامیابی سالم روشنگر است. quran_en_fa But as to those who rejected Allah, (to them will be said): "Were not Our Signs rehearsed to you? But ye were arrogant, and were a people given to sin! و اما کسانی که کفر ورزیدند [به آنان گفته می‌شود:] مگر آیات من همواره بر شما خوانده نمی‌شد؟ ولی شما [نسبت به پذیرش آن] تکبر ورزیدید و قومی گنهکار بودید.///و اما کسانی که کفر ورزیدند [به آنان گفته می‌شود:] مگر آیات من همواره بر شما خوانده نمی‌شد؟ ولی شما [نسبت به پذیرش آن] تکبر ورزیدید و قومی گنهکار بودید.///اما اى آنان که ایمان نیاورده‌اید، مگر نه آنکه آیات ما بر شما خوانده مى‌شد و شما تکبر مى‌ورزیدید و مردمى گناهکار بودید؟///و اما کسانى که کافر شدند [به آنان گفته شود:] مگر آیات من بر شما خوانده نمى‌شد و گردنکشى کردید و مردمى گناهکار بودید///و اما کسانى که کافر شدند [بدانها مى‌گویند:] «پس مگر آیات من بر شما خوانده نمى‌شد؟ و [لى‌] تکبر نمودید و مردمى بدکار بودید.»///و اما کسانى که کافر شدند، [به آنان می‌گوییم:] مگر آیات من بر شما خوانده نشد؟ پس استکبار ورزیدید و گروهى گنهکار بودید.///و اما آنان که کافر شدند (چون از شدت عذاب بنالند به آنها گوییم) آیا بر شما آیات مرا تلاوت نمی‌کردند و شما تکبر و عصیان کرده و مردمی بدکار و مجرم بودید؟///و اما کسانی که کفرورزیده‌اند [به آنان فرماید] آیا آیات من بر شما خوانده نمی‌شد که استکبار ورزیدید و قومی گنهکار شدید///اما کسانی که کافر شدند (به آنها گفته می‌شود:) مگر آیات من بر شما خوانده نمی‌شد و شما استکبار کردید و قوم مجرمی بودید؟!///و اما آنان که کفر ورزیدند آیا نبود آیتهای من خوانده می‌شد بر شما پس کبر ورزیدید و شدید گروهی گنهکاران‌///و اما کسانی که کافر شدند (به آن‌ها گفته شود:) «پس مگر آیات من بر شما خوانده نمی‌شده پس تکبر نمودید و مردمی بدکار بوده‌اید؟» quran_en_fa "And when it was said that the promise of Allah was true, and that the Hour- there was no doubt about its (coming), ye used to say, 'We know not what is the hour: we only think it is an idea, and we have no firm assurance.'" وچون می‌گفتند: یقینا وعده خدا حق است و در وقوع قیامت هیچ شکی نیست، می‌گفتید: ما نمی‌دانیم قیامت چیست [و برپا شدنش را گمان نمی‌بریم] مگر گمانی ضعیف و غیر قابل اعتماد، و نمی‌توانیم به آن یقین پیدا کنیم!///وچون می‌گفتند: یقینا وعده خدا حق است و در وقوع قیامت هیچ شکی نیست، می‌گفتید: ما نمی‌دانیم قیامت چیست [و برپا شدنش را گمان نمی‌بریم] مگر گمانی ضعیف و غیر قابل اعتماد، و نمی‌توانیم به آن یقین پیدا کنیم!///چون گفته مى‌شد که وعده خدا حق است و در قیامت تردیدى نیست، مى‌گفتید: ما نمى‌دانیم قیامت چیست؟ جز گمانى نمى‌بریم و به یقین نرسیده‌ایم.///و چون گفته مى‌شد که وعده‌ى خدا راست است و در قیامت شکى نیست، مى‌گفتید: ما نمى‌دانیم قیامت چیست و [آن را] جز گمانى نمى‌پنداریم و ما به یقین نرسیده‌ایم///و چون گفته شد: «وعده خدا راست است و شکى در رستاخیز نیست»، گفتید: «ما نمى‌دانیم رستاخیز چیست. جز گمان نمى‌ورزیم و ما یقین نداریم.»///و هرگاه گفته شد: «وعده‌ی خداوند حق است و در قیامت شکى نیست.» گفتید: «ما نمى‌دانیم قیامت چیست؟! ما تنها گمانى [ضعیف] در این­باره داریم، و ما به هیچ وجه به یقین نرسیده‌ایم.»///و چون به شما گفته شد که وعده خدا حق است و در قیامت هیچ شک و ریب نیست شما گفتید: قیامت چیست؟ نمی‌فهمیم، بس خیالی پیش خود می‌کنیم و به آن هیچ یقین نداریم.///و چون گفته می‌شد که وعده الهی حق است و در قیامت شکی نیست، می‌گفتید نمی‌دانیم قیامت دیگر چیست؟ آن را جز گمانی نمی‌پنداریم، و ما [در حق آن‌] باورمند نیستیم‌///و هنگامی که گفته می‌شد: «وعده خداوند حق است، و در قیامت هیچ شکی نیست»، شما می‌گفتید: «ما نمی‌دانیم قیامت چیست؟ ما تنها گمانی در این باره داریم، و به هیچ‌وجه یقین نداریم!»///و هر گاه گفته می‌شد که وعده خدا است حق و ساعت نیست شکی در آن می‌گفتید ندانیم چیست ساعت نپنداریم جز گمانی و نیستیم ما یقین‌دارندگان‌///و هنگامی که گفته شود: «وعده‌ی خدا همواره حق است و هرگز شکی مستند در ساعت (قیامت) نیست. ‌» گویید: «ما نمی‌دانیم ساعت چیست. ما جز اندک گمانی نداریم و از جویندگان یقین (هم) نیستیم.» quran_en_fa Then will appear to them the evil (fruits) of what they did, and they will be completely encircled by that which they used to mock at! در آن روز همه اعمال بدی که مرتکب شده‌اند، برای آنان آشکار می‌شود و عذابی که همواره آن را مسخره می‌کردند، آنان را احاطه می‌کند.///در آن روز همه اعمال بدی که مرتکب شده‌اند، برای آنان آشکار می‌شود و عذابی که همواره آن را مسخره می‌کردند، آنان را احاطه می‌کند.///اعمال زشتشان در برابرشان آشکار شد و آن چیزى که مسخره‌اش مى‌کردند گرد بر گردشان را بگرفت.///و [حقیقت‌] بدى‌هایى که کرده‌اند براى آنها ظاهر مى‌شود و آنچه را که بدان ریشخند مى‌کردند ایشان را فرا مى‌گیرد///و [حقیقت‌] بدیهایى که کرده‌اند، بر آنان پدیدار مى‌شود و آنچه را که بدان ریشخند مى‌کردند، آنان را فرو مى‌گیرد.///و [آن روز] بدى‌هاى اعمالشان برایشان روشن می‌شود و آنچه را به مسخره مى‌گرفتند، آنان را فرامی‌گیرد.///و در آن هنگام بر آنان نتیجه اعمال بدشان پدید آید و عذابی که به آن تمسخر می‌کردند به آنها احاطه کند.///و کیفر آنچه کرده بودند، بر آنان آشکار شد [و کیفر] آنچه به ریشخند گرفته بودند، فراگیرشان شد///و بدیهای اعمالشان برای آنان آشکار می‌شود، و سرانجام آنچه را استهزا می‌کردند آنها را فرامی‌گیرد!///و پدیدار شد برای ایشان بدیهای آنچه کردند و فرود آمد بدیشان آنچه بودند بدان مسخره می‌کردند///و (صورت وحقیقت) بدی‌های آنچه کردند، بر آنان پدیدار شد و آنچه را که بدان ریشخند می‌کردند، آنان را سراسر فرا گرفت. quran_en_fa It will also be said: "This Day We will forget you as ye forgot the meeting of this Day of yours! and your abode is the Fire, and no helpers have ye! و [به آنان] گویند: امروز شما را از یاد می‌بریم، همان گونه که شما [در دنیا] دیدار امروزتان را از یاد بردید، و جایگاهتان آتش است و شما را یار و یاوری نخواهد بود.///و [به آنان] گویند: امروز شما را از یاد می‌بریم، همان گونه که شما [در دنیا] دیدار امروزتان را از یاد بردید، و جایگاهتان آتش است و شما را یار و یاوری نخواهد بود.///به آنها گفته شود: امروز فراموشتان مى‌کنیم، همچنان که شما دیدار چنین روزتان را فراموش کرده بودید. جایگاهتان در آتش است و شما را هیچ یاورى نیست.///و به آنها گفته شود: امروز شما را فراموش مى‌کنیم، همان گونه که شما دیدار امروزتان را فراموش کردید، و جایگاه شما آتش است و براى شما هیچ یاورى نخواهد بود///و گفته شود: «همان‌گونه که دیدار امروزتان را فراموش کردید، امروز شما را فراموش خواهیم کرد، و جایگاهتان در آتش است و براى شما یاورانى نخواهد بود.»///و به آنان گفته شود: «امروز ما شما را به فراموشى مى‌سپاریم، همان­گونه که شما دیدار امروزتان را به فراموشى سپردید و جایگاه شما آتش است و براى شما هیچ یاورى نیست.///و با آنها خطاب شود که امروز ما شما را (از رحمت خود) فراموش می‌کنیم چنانکه شما ملاقات این روز سخت را فراموش کردید. اینک منزل شما آتش دوزخ است و بر نجات خود هیچ یار و یاوری ندارید.///و گفته شود، امروز فراموشتان کرده‌ایم، همچنانکه شما هم دیدار امروزتان را فراموش کرده بودید، و جایگاه شما آتش [دوزخ‌] است و برای شما یاوری نیست‌///و به آنها گفته می‌شود: «امروز شما را فراموش می‌کنیم همان‌گونه که شما دیدار امروزتان را فراموش کردید؛ و جایگاه شما دوزخ است و هیچ یاوری ندارید!///و گفته شد امروز فراموش کنیم شما را بدانسان که فراموش کردید رسیدن را به روز خویش این و جایگاه شماست آتش و نیست شما را یارانی‌///و گفته شد: «همان‌گونه که دیدار امروزتان را فراموش کردید، امروز (هم) شما را فراموش می‌کنیم و پناهگاهتان آتش است (و) برای شما هیچ یاورانی (هم) نیستند.» quran_en_fa "This, because ye used to take the Signs of Allah in jest, and the life of the world deceived you:" (From) that Day, therefore, they shall not be taken out thence, nor shall they be received into Grace. این [عذاب] برای این است که شما آیات خدا را به مسخره گرفته‌اید و زندگی دنیا، شما را فریفت؛ پس امروز نه آنان را از آتش بیرون آورند و نه از آنان می‌خواهند که [برای به دست آوردن خشنودی خدا] عذرخواهی کنند.///این [عذاب] برای این است که شما آیات خدا را به مسخره گرفته‌اید و زندگی دنیا، شما را فریفت؛ پس امروز نه آنان را از آتش بیرون آورند و نه از آنان می‌خواهند که [برای به دست آوردن خشنودی خدا] عذرخواهی کنند.///و این به کیفر آن است که آیات خدا را به مسخره مى‌گرفتید و زندگى دنیوى شما را بفریفت. پس امروز از این آتش کسى بیرونشان نبرد و کسى عذرشان را نپذیرد.///این بدان سبب است که شما آیات خدا را به ریشخند گرفتید و زندگى دنیا فریبتان داد پس امروز نه از این [آتش‌] بیرون آورده شوند و نه عذرشان پذیرفته گردد///این بدان سبب است که شما آیات خدا را به ریشخند گرفتید و زندگى دنیا فریبتان داد. پس امروز نه از این [آتش‌] بیرون آورده مى‌شوند، و نه عذرشان پذیرفته مى‌گردد.///این به خاطر آن است که شما آیات خدا را به مسخره گرفتید و زندگى دنیا فریبتان داد.» پس امروز نه از آن [دوزخ] بیرون آورده مى‌شوند و نه عذرخواهى آنان را مى‌پذیرند.///این عذاب شما کیفر آن است که به آیات خدا تمسخر کردید و مغرور زندگانی دنیا شدید. پس کافران امروز از آتش دوزخ رهایی ندارند و هیچ عذر و توبه ایشان نپذیرند.///این از آن است که آیات الهی را به ریشخند گرفتید و زندگانی دنیا شما را فریفت، پس امروز، نه از آن بیرون برده شوند، نه عذرشان را بپذیرند///این بخاطر آن است که شما آیات خدا را به مسخره گرفتید و زندگی دنیا شما را فریب داد! «امروز نه آنان را از دوزخ بیرون می‌آورند، و نه هیچ‌گونه عذری از آنها پذیرفته می‌شود!///این بدان است که گرفتید آیتهای خدا را ریشخند و فریب داد شما را زندگانی دنیا پس امروز برون آورده نشوند از آن و نه بهانه پذیرفته شود از ایشان‌///این به‌راستی بدین سبب است، که شما آیات خدا را به ریشخند گرفتید و زندگی دنیا فریبتان داد.» پس امروز نه از این (آتش) بیرون آورده می‌شوند و نه عتاب و سرزنش می‌گردند (که ارزش سرزنش را هم ندارند). quran_en_fa Then Praise be to Allah, Lord of the heavens and Lord of the earth,- Lord and Cherisher of all the Worlds! نهایتا همه ستایشها مخصوص خداست که پروردگار آسمان‌ها و پروردگار زمین و پروردگار جهانیان است؛///نهایتا همه ستایشها مخصوص خداست که پروردگار آسمان‌ها و پروردگار زمین و پروردگار جهانیان است؛///ستایش از آن خداست، پروردگار آسمانها و پروردگار زمین و پروردگار جهانیان.///پس حمد و سپاس از آن خداست که پروردگار آسمان‌ها و پروردگار زمین و پروردگار جهانیان است///پس سپاس از آن خداست: پروردگار آسمانها و پروردگار زمین، پروردگار جهانیان.///پس سپاس و ستایش مخصوص خداوند است، پروردگار آسمان‌ها و پروردگار زمین، پروردگار جهانیان.///باری ستایش و سپاس مخصوص خداست که به یکتایی آفریننده آسمانها و زمین و همه جهانهای بی نهایت است.///سپاس خداوند راست، که پروردگار آسمانها و زمین [و] پروردگار جهانیان است‌///پس حمد و ستایش مخصوص خداست، پروردگار آسمانها و پروردگار زمین و پروردگار همه جهانیان!///پس خدای را است سپاس پروردگار آسمانها و پروردگار زمین پروردگار جهانیان‌///پس سپاس تنها از آن خداست؛ پروردگار آسمان‌ها و پروردگار زمین و پروردگار جهانیان‌. quran_en_fa To Him be glory throughout the heavens and the earth: and He is Exalted in Power, Full of Wisdom! و کبریایی و عظمت در آسمان‌ها و زمین ویژه اوست، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///و کبریایی و عظمت در آسمان‌ها و زمین ویژه اوست، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///بزرگوارى در آسمانها و زمین خاص اوست، و اوست پیروزمند و حکیم.///و کبریایى و عظمت در آسمان‌ها و زمین، از آن اوست و اوست شکست ناپذیر حکیم///و در آسمانها و زمین، بزرگى از آن اوست، و اوست شکست‌ناپذیر سنجیده‌کار.///و بزرگى در آسمان‌ها و زمین مخصوص اوست و اوست خداى شکست‌ناپذیر و حکیم!///و مقام جلال و کبریایی در آسمانها و زمین مخصوص اوست و او یکتا خدای مقتدر حکیم است.///و تنها او را در آسمانها و زمین بزرگی سزد، و او پیروزمند فرزانه است‌///و برای اوست کبریا و عظمت در آسمانها و زمین، و اوست عزیز و حکیم!///و او را است برتری در آسمانها و زمین و او است عزتمند حکیم‌///و در آسمان‌ها و زمین، تنها بزرگی از آن اوست و تنها اوست عزیز حکیم. quran_en_fa Ha-Mim. حم///حم///حا، میم.///حا، میم///حاء، میم.///حا، میم.///حم (قسم به خدای حمید و مجید که)///حم [حا میم‌]///حم‌///حم‌///حم. quran_en_fa The Revelation of the Book is from Allah the Exalted in Power, Full of Wisdom. این کتاب نازل شده از سوی خدای توانای شکست ناپذیر حکیم است.///این کتاب نازل شده از سوی خدای توانای شکست ناپذیر حکیم است.///نازل شدن این کتاب از جانب خداى پیروزمند و حکیم است.///این کتاب از جانب خداى شکست ناپذیر حکیم نازل شده است///فرو فرستادن این کتاب، از جانب خداى ارجمند حکیم است.///نازل شدن [این‌] کتاب [بر تو]، از سوى خداوند شکست‌ناپذیر و حکیم است.///تنزیل این قرآن عظیم از جانب خدای مقتدر حکیم است.///کتابی است فروفرستاده از سوی خداوند پیروزمند فرزانه‌///این کتاب از سوی خداوند عزیز و حکیم نازل شده است!///فرستادن کتاب از خداوند عزتمند حکیم‌///فرو فرستادن تدریجی این کتاب، از جانب خدای عزیز حکیم است. quran_en_fa We created not the heavens and the earth and all between them but for just ends, and for a Term Appointed: But those who reject Faith turn away from that whereof they are warned. ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آن دوست، جز به حق و تا سرآمدی معین نیافریدیم، و کافران از آنچه بیمشان داده‌اند، روی گردانند.///ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آن دوست، جز به حق و تا سرآمدی معین نیافریدیم، و کافران از آنچه بیمشان داده‌اند، روی گردانند.///ما آسمانها و زمین و آنچه را که در میان آن دوست جز به حق و در مدتى معین نیافریده‌ایم. و کافران از آنچه بیمشان مى‌دهند اعراض مى‌کنند.///[ما] آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آن دو است جز به حق و تا سر آمدى معین نیافریدیم، و کسانى که کافر شدند، از هشدارهایى که داده مى‌شوند رو گردانند/// [ما] آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است جز به حق و [تا] زمانى معین نیافریدیم، و کسانى که کافر شده‌اند، از آنچه هشدار داده شده‌اند رویگردانند.///ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آنهاست، جز بر اساس حق و زمان‌بندى مشخص نیافریدیم؛ و [لى] کسانى که کفر ورزیدند، از آنچه بیمشان داده‌اند، روى‌گردانند.///ما آسمانها و زمین و آنچه را بین آنهاست جز به حق (و برای حکمت و مصلحت خلق) و جز در وقت معین نیافریده‌ایم و آنان که کافرند از هر چه پند و اندرزشان کنند و بیمشان دهند روی می‌گردانند.///آسمانها و زمین و آنچه در میان آنهاست، جز به حق و سرآمدی معین نیافریده‌ایم و کافران از آنچه هشدار می‌یابند رویگردانند///ما آسمانها و زمین و آنچه را در میان این دو است جز بحق و برای سرآمد معینی نیافریدیم؛ اما کافران از آنچه انذار می‌شوند روی گردانند!///نیافریدیم آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است جز به حق و سرآمدی نامبرده و آنان که کفر ورزیدند هستند از آنچه بیم داده شدند روی‌گردانان‌///(ما) آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آن دو است جز به حق و (تا) زمانی معین نیافریدیم‌. و آنان که کافر شدند، از آنچه هشدار داده شده‌اند رویگردانند. quran_en_fa Say: "Do ye see what it is ye invoke besides Allah? Show me what it is they have created on earth, or have they a share in the heavens bring me a book (revealed) before this, or any remnant of knowledge (ye may have), if ye are telling the truth! [به مشرکان] بگو: به من خبر دهید [و نشانم دهید] معبودانی که به جای خدا می‌پرستید چه چیزی از زمین را آفریده‌اند یا مگر آنان را در آفرینش آسمان‌ها مشارکتی است؟ اگر راستگو هستید کتابی پیش از این قرآن یا بازمانده‌ای از دانش استواری [که ادعای شما را تصدیق کند] برای من بیاورید؛///[به مشرکان] بگو: به من خبر دهید [و نشانم دهید] معبودانی که به جای خدا می‌پرستید چه چیزی از زمین را آفریده‌اند یا مگر آنان را در آفرینش آسمان‌ها مشارکتی است؟ اگر راستگو هستید کتابی پیش از این قرآن یا بازمانده‌ای از دانش استواری [که ادعای شما را تصدیق کند] برای من بیاورید؛///بگو: از آنهایى که جز الله به خدایى مى‌خوانید خبر دهید. به من نشان دهید که از این زمین چه چیز را آفریده‌اند؟ یا در خلقت آسمانها شرکت داشته‌اند؟ اگر راست مى‌گویید، براى من کتابى که پیش از این قرآن آمده باشد یا اگر دانشى از پیشینیان مانده است، بیاورید.///بگو: به من خبر دهید، آنچه را غیر از خدا مى‌خوانید، به من نشان دهید که چه چیزى از زمین را آفریده‌اند و یا در [خلقت‌] آسمان‌ها شرکت داشته‌اند؟ اگر راست مى‌گویید [دلیلى از] کتابى که پیش از این [قرآن‌] است یا اثرى علمى [از پیشینیان‌] براى من بیاورید [که ا///بگو: «به من خبر دهید، آنچه را به جاى خدا فرا مى‌خوانید به من نشان دهید که چه چیزى از زمین [را] آفریده یا [مگر] آنان را در [کار] آسمانها مشارکتى است؟ اگر راست مى‌گویید، کتابى پیش از این [قرآن] یا بازمانده‌اى از دانش نزد من آورید.»///بگو: «آیا آنچه را که به جاى خداوند مى‌خوانید، دیده‌اید؟ به من نشان دهید که چه چیزى را از زمین آفریده‌اند، یا در [آفرینش] آسمان‌ها چه مشارکتى داشته‌اند؟ اگر راست مى‌گویید، کتابى را که پیش از این [قرآن] بوده، یا دلیلی علمى براى من بیاورید.»///بگو: جز خدا همه آن بتهایی که به خدایی می‌خوانید به من نشان دهید که آیا در زمین چیزی آفریده‌اند؟ یا شرکتی با خدا در خلقت آسمانها دارند؟ اگر از کتب آسمانی پیشین دلیلی بر خدایی بتان دارید یا کمتر اثر و نشان بر درستی عقیده شرک یافته‌اید اگر راست می‌گویید بر من بیاورید.///بگو آیا شریکانی را که به جای خداوند قائل هستید، نگریسته‌اید، به من بنمایانید که چه چیزی را در زمین آفریده‌اند، یا آیا در [آفرینش‌] آسمانها شرکتی داشته‌اند، اگر راست می‌گویید کتابی پیش از این [کتاب‌]، یا نشانه‌ای از علم بیاورید///به آنان بگو: «این معبودهایی را که غیر از خدا پرستش می‌کنید به من نشان دهید چه چیزی از زمین را آفریده‌اند، یا شرکتی در آفرینش آسمانها دارند؟ کتابی آسمانی پیش از این، یا اثر علمی از گذشتگان برای من بیاورید (که دلیل صدق گفتار شما باشد) اگر راست می‌گویید!»///بگو آیا دیدید آنچه را خوانید جز خدا بنمائیدم چه چیز آفریدند از زمین یا ایشان را است شرکتی در آسمانها بیاریدم به کتابی از پیش از این یا بازمانده‌ای از دانش اگر هستید راستگویان‌///بگو: «آیا آنچه را به جای خدا فرا می‌خوانید دیده (و دریافته) اید؟ به من نشان دهید (که) چه چیزی از زمین را آفریده‌اند، یا (مگر) آنان را در (کار) آسمان‌ها (با خدا) مشارکتی است‌؟ اگر راست می‌گویید، کتابی پیش از این [: قرآن] یا اثر و بازمانده‌ای از دانشی (وحیانی) نزد من آرید.» quran_en_fa And who is more astray than one who invokes besides Allah, such as will not answer him to the Day of Judgment, and who (in fact) are unconscious of their call (to them)? و چه کسانی گمراه ترند از کسانی که به جای خدا معبودانی را می‌خوانند که تا روز قیامت پاسخشان را نمی‌دهند و آنان از خواندنشان بی خبرند؟///و چه کسانی گمراه ترند از کسانی که به جای خدا معبودانی را می‌خوانند که تا روز قیامت پاسخشان را نمی‌دهند و آنان از خواندنشان بی خبرند؟///و کیست گمراه‌تر از آن که به جز الله چیزى را به خدایى مى‌خواند که تا روز قیامت به او جواب نمى‌دهد، که بتان از دعاى بت پرستان بى‌خبرند.///و کیست گمراه‌تر از آن کس که به جاى خدا کسى را مى‌خواند که تا روز قیامت هم او را پاسخ نخواهد داد و آنها از دعایشان بى‌خبرند///و کیست گمراه‌تر از آن کس که به جاى خدا کسى را مى‌خواند که تا روز قیامت او را پاسخ نمى‌دهد، و آنها از دعایشان بى‌خبرند؟///و کیست گمراه‌تر از کسى که به جاى خداوند، کسانى را مى‌خواند که تا روز قیامت پاسخش را نمى‌دهند و حتى از خوانده­ شدن خود بى‌خبرند؟///و کیست گمراه‌تر از آن که جز خدا کسی را بپرستد که هیچ در حوائج تا قیامت او را اجابت نکند و از هر چه بخوانندشان خود بی خبر باشند؟///و کیست گمراه‌تر از کسی که موجودی را به دعا خواند که تا روز قیامت پاسخش را ندهد، و ایشان از دعای آنان بی‌خبرند///چه کسی گمراهتر است از آن کس که معبودی غیر خدا را می‌خواند که تا قیامت هم به او پاسخ نمی‌گوید و از خواندن آنها (کاملا) بی‌خبر است؟! (و صدای آنها را هیچ نمی‌شنود!)///و کیست گمراه‌تر از آنکه خواند جز خدا آن را که نپذیرد برایش تا روز رستاخیز و ایشانند از خواندن آنان ناآگاهان‌///و چه کسی گمراه‌تر از کسی است، که جز خدا را می‌خواند؛ کسی را که تا روز قیامت (به آنان) پاسخ نمی‌دهد، حال آنکه آنان (هم) از درخواست اینان غافلانند؟ quran_en_fa And when mankind are gathered together (at the Resurrection), they will be hostile to them and reject their worship (altogether)! و هنگامی که مردم را [در قیامت] گرد آورند [معبودانشان] با آنان دشمن باشند و پرستش آنان را انکار کنند،///و هنگامی که مردم را [در قیامت] گرد آورند [معبودانشان] با آنان دشمن باشند و پرستش آنان را انکار کنند،///و چون در قیامت مردم را گردآرند، بتان با پرستندگان خویش دشمن باشند و عبادتشان را انکار کنند.///و زمانى که مردم محشور گردند، [این معبودان‌] دشمنان آنها شوند و عبادتشان را انکار کنند///و چون مردم محشور گردند، دشمنان آنان باشند و به عبادتشان انکار ورزند.///و آن‌گاه که مردم محشور شوند، [معبودانی که مردم آنان را می‌خواندند،] با آنها دشمن خواهند بود و عبادتشان را انکار خواهند کرد.///و چون در قیامت خلق محشور شوند آنجا معبودان باطل با مشرکان دشمن و از پرستش آنها بیزارند.///و چون مردم گرد آورده شوند، [آن معبودان باطل‌] دشمنان ایشان باشند، و عبادتشان را منکر شوند///و هنگامی که مردم محشور می‌شوند، معبودهای آنها دشمنانشان خواهند بود؛ حتی عبادت آنها را انکار می‌کنند!///و گاهی که گردآورده شوند مردم باشند ایشان را دشمنانی و باشند به پرستش ایشان کافران‌///و هنگامی که مردمان (در آن هنگامه) گرد هم شوند (اینان) دشمنان آنانند و عبادتشان را انکار می‌کنند. quran_en_fa When Our Clear Signs are rehearsed to them, the Unbelievers say, of the Truth when it comes to them: "This is evident sorcery!" و چون آیات روشن ما را بر آنان بخوانند، کافران درباره حقی که به سویشان آمده می‌گویند: این جادویی آشکار است.///و چون آیات روشن ما را بر آنان بخوانند، کافران درباره حقی که به سویشان آمده می‌گویند: این جادویی آشکار است.///چون آیات ما به روشنى بر آنان خوانده شود، کافران حقیقتى را که بر ایشان نازل شده است، گویند: جادویى آشکار است.///و چون آیات روشن ما بر ایشان تلاوت شود، منکران حق، وقتى حق به سویشان آید، گویند: این سحرى آشکار است///و چون آیات روشن ما بر ایشان خوانده شود، آنان که چون حقیقت به سویشان آمد منکر آن شدند، گفتند: «این سحرى آشکار است.»///و هرگاه آیات روشنگر ما بر آنان خوانده شود، کسانى که کافر شدند، درباره‌ی حقى که برایشان آمده، می‌گویند: «این جادویی آشکار است!»///و هر گاه آیات روشن ما را بر مردم تلاوت کنند آنان که کافر شدند چون آیات الهی آمد گویند که این کتاب سحر آشکارایی است.///و چون آیات روشنگر ما بر آنان خوانده شود، کافران درباره حق چون فراز آیدشان گویند، این جادوی آشکار است‌///هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده می‌شود، کافران در برابر حقی که برای آنها آمده می‌گویند: «این سحری آشکار است!»///و گاهی که خوانده شود بر ایشان آیتهای ما روشن گویند آنان که کفر ورزیدند به حق گاهی که بیامدشان این است جادوئی آشکار///و زمانی که آیاتمان به روشنی بر ایشان خوانده شود، آنان که کفر ورزیدند - هنگامی که حق سویشان آمد - گویند: «این سحری آشکارگر است.» quran_en_fa Or do they say, "He has forged it"? Say: "Had I forged it, then can ye obtain no single (blessing) for me from Allah. He knows best of that whereof ye talk (so glibly)! Enough is He for a witness between me and you! And he is Oft-Forgiving, Most Merciful." بلکه می‌گویند: این قرآن را از نزد خود ساخته و به خدا نسبت داده است. بگو: اگر آن را از نزد خود ساخته و به خدا نسبت داده باشم [و خدا بخواهد برای این کار مرا به عذابی سخت گرفتار کند] شما نمی‌توانید برای من چیزی از عذاب خدا را دفع کنید، خدا به باطلی که در آن فرو می‌روید [و آن طعنه زدن به قرآن و جادو خواندن آن است] داناتر است، و کافی است که خدا میان من و شما گواه باشد، و او بسیار آمرزنده و مهربان است.///بلکه می‌گویند: این قرآن را از نزد خود ساخته و به خدا نسبت داده است. بگو: اگر آن را از نزد خود ساخته و به خدا نسبت داده باشم [و خدا بخواهد برای این کار مرا به عذابی سخت گرفتار کند] شما نمی‌توانید برای من چیزی از عذاب خدا را دفع کنید، خدا به باطلی که در آن فرو می‌روید [و آن طعنه زدن به قرآن و جادو خواندن آن است] داناتر است، و کافی است که خدا میان من و شما گواه باشد، و او بسیار آمرزنده و مهربان است.///یا مى‌گویند: این کتاب، دروغى است که خود بافته است. بگو: اگر من آن را چون دروغى به هم بافته باشم، شما نمى‌توانید خشم خدا را از من بازدارید. خدا از آن طعنها که بدان مى‌زنید آگاه‌تر است. و شهادت او میان من و شما کافى است. و اوست آمرزنده مهربان.///آیا مى‌گویند: این [کتاب‌] را به دروغ بافته است؟ بگو: اگر آن را بافته باشم [باید مجازات شوم و] شما نمى‌توانید خشم خدا را از من بازدارید. او به آنچه [با طعنه‌] به آن مى‌پردازید [و جادویش مى‌خوانید] آگاه‌تر است، و شهادت او میان من و شما کافى است و اوست آ///یا مى‌گویند: «این [کتاب‌] را بربافته است.» بگو: «اگر آن را بربافته باشم؛ در برابر خدا اختیار چیزى براى من ندارید. او آگاه‌تر است به آنچه [با طعنه‌] در آن فرو مى‌روید. گواه بودن او میان من و شما بس است، و اوست آمرزنده مهربان.»///یا این که مى‌گویند: «(محمد) آن را به دروغ ساخته [و به خدا نسبت داده] است!» بگو: «اگر من آن را بافته و دروغ بسته باشم، شما نمى‌توانید در برابر خداوند از من دفاع کنید. خداوند به آنچه در آن وارد مى‌شوید، [و ناروا جدال مى‌کنید،] آگاه‌تر است. او براى گواه بودن میان من و شما کافى است و اوست بسیار آمرزنده و مهربان.»///بلکه کافران می‌گویند که (محمد) خود این آیات قرآن را فرا بافته است. بگو: اگر این قرآن را من از خود بافته باشم شما از قهر خدا هیچ قدرت بر نجات من ندارید، او به افکاری که در آن فرو می‌روید داناتر است، گواه میان من و شما هم او کافی است و اوست خدای بسیار آمرزنده و مهربان.///یا گویند آن را بر ساخته است بگو اگر آن را برساخته باشم، در برابر خداوند چیزی به سود من ندارید، او به آنچه به آن می‌پردازید آگاه‌تر است، خداوند در میان من و شما گواه بس، و او آمرزگار مهربان است‌///بلکه می‌گویند: «این آیات را بر خدا افترا بسته است!» بگو: «اگر من آن را بدروغ به خدا نسبت داده باشم (لازم است مرا رسوا کند و) شما نمی‌توانید در برابر خداوند از من دفاع کنید! او کارهایی را که شما در آن وارد می‌شوید بهتر می‌داند؛ همین بس که خداوند گواه میان من و شما باشد؛ و او آمرزنده و مهربان است!»///یا گویند به دروغش آوردی بگو اگر دروغش آرم دارا نباشید برای من از خدا چیزی را او داناتر است بدانچه فروروید در آن بس است او گواهی میان من و شما و او است آمرزگار مهربان‌///یا می‌گویند: «این (کتاب) را (بر خدا) افترا زده است. ‌» بگو: «اگر آن را افترا زده‌ام‌، پس شما از (سوی) خدا برایم مالک چیزی نیستید. او آگاه‌تر است به آنچه در آن (افترا) پر و لبریز (از باطل) می‌کنید. گواهی او میان من و شما بس است، و اوست بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان.» quran_en_fa Say: "I am no bringer of new-fangled doctrine among the messengers, nor do I know what will be done with me or with you. I follow but that which is revealed to me by inspiration; I am but a Warner open and clear." بگو: از میان فرستادگان خدا فرستاده‌ای نوظهور نیستم [که گفتار و کردارم مخالف گفتار و کردار آنان باشد، بلکه به من هم چون آنان وحی می‌شود] و نمی‌دانم با من و شما [در دنیا و آخرت] چه خواهد شد، من فقط از آنچه به من وحی شده پیروی می‌کنم، و من جز بیم دهنده‌ای آشکار نیستم.///بگو: از میان فرستادگان خدا فرستاده‌ای نوظهور نیستم [که گفتار و کردارم مخالف گفتار و کردار آنان باشد، بلکه به من هم چون آنان وحی می‌شود] و نمی‌دانم با من و شما [در دنیا و آخرت] چه خواهد شد، من فقط از آنچه به من وحی شده پیروی می‌کنم، و من جز بیم دهنده‌ای آشکار نیستم.///بگو: من از میان دیگر پیامبران بدعتى تازه نیستم و نمى‌دانم که بر من، یا بر شما چه خواهد رفت. من از چیزى جز آنچه به من وحى مى‌شود، پیروى نمى‌کنم و من جز بیم‌دهنده‌اى آشکار نیستم.///بگو: من از [میان‌] پیامبران، پیامبر نوظهورى نیستم، و نمى‌دانم با من و شما چه معامله‌اى خواهد شد. جز آنچه را که به من وحى مى‌شود پیروى نمى‌کنم، و من جز هشدار دهنده‌اى آشکار نیستم///بگو: «من از [میان‌] پیامبران، نودرآمدى نبودم و نمى‌دانم با من و با شما چه معامله‌اى خواهد شد. جز آنچه را که به من وحى مى‌شود، پیروى نمى‌کنم؛ و من جز هشداردهنده‌اى آشکار [بیش‌] نیستم.»///بگو: «من در میان پیامبران، بى‌سابقه و نوظهور نیستم و نمى‌دانم با من و شما چگونه رفتار خواهد شد و فقط از آنچه به من وحى مى‌شود، پیروى مى‌کنم و من تنها هشدار دهنده‌اى آشکارم!»///بگو: من از بین رسولان، اولین پیغمبر نیستم (که تازه در جهان آوازه رسالت بلند کرده باشم تا تعجب و انکار کنید) و نمی‌دانم که با من و شما عاقبت چه می‌کنند؟ من جز آنچه بر من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم و جز آنکه با بیان روشن (خلق را آگاه کنم و از خدا) بترسانم وظیفه‌ای ندارم.///بگو [من‌] پدیده‌ای نو ظهور در میان پیامبران نیستم، و نمی‌دانم بر من و بر شما چه خواهد رفت، جز از وحیی که به من می‌شود، از چیزی پیروی نمی‌کنم، و من جز هشداردهنده‌ای آشکار نیستم‌///بگو: «من پیامبر نوظهوری نیستم؛ و نمی‌دانم با من و شما چه خواهد شد؛ من تنها از آنچه بر من وحی می‌شود پیروی می‌کنم، و جز بیم‌دهنده آشکاری نیستم!»///بگو نیستم من نوظهوری (تازه درآمدی) از پیغمبران و ندانم چه کرده می‌شود به من و نه به شما پیروی نکنم جز آنچه را وحی شود بسویم و نیستم من جز ترساننده آشکار///بگو: «من از (میان) پیامبران، نودرآمدی (بی‌مانند) نبوده‌ام و نمی‌دانم با من و با شما چه معامله‌ای خواهد شد (و) جز آنچه را که به من وحی می‌شود، پیروی نمی‌کنم‌؛ و من جز هشداردهنده‌ای روشنگر (بیش) نیستم.» quran_en_fa Say: "See ye? If (this teaching) be from Allah, and ye reject it, and a witness from among the Children of Israel testifies to its similarity (with earlier scripture), and has believed while ye are arrogant, (how unjust ye are!) truly, Allah guides not a people unjust." بگو: به من خبر دهید که اگر این قرآن از ناحیه خدا باشد و شما به آن کفر ورزیده باشید و شاهدی هم از بنی اسرائیل به نظیر آن [که تورات واقعی و تصدیق کننده قرآن است] شهادت داده باشد [که همان طوری که تورات وحی خداست، قرآن هم وحی خداست و] پس [از شهادتش به قرآن] ایمان آورده باشد و شما از ایمان به آن تکبر ورزیده باشید [آیا گمراه نبوده‌اید؟] بی تردید خدا گروه ستمکار را هدایت نمی‌کند.///بگو: به من خبر دهید که اگر این قرآن از ناحیه خدا باشد و شما به آن کفر ورزیده باشید و شاهدی هم از بنی اسرائیل به نظیر آن [که تورات واقعی و تصدیق کننده قرآن است] شهادت داده باشد [که همان طوری که تورات وحی خداست، قرآن هم وحی خداست و] پس [از شهادتش به قرآن] ایمان آورده باشد و شما از ایمان به آن تکبر ورزیده باشید [آیا گمراه نبوده‌اید؟] بی تردید خدا گروه ستمکار را هدایت نمی‌کند.///بگو: چه مى‌کنید اگر قرآن از جانب خدا باشد و شما بدان ایمان نیاورید؟ یکى از بنى‌اسرائیل بدان شهادت داد و ایمان آورد. ولى شما گردنکشى مى‌کنید. خدا مردم ستمکار را هدایت نمى‌کند.///بگو: به من خبر دهید، اگر این [قرآن‌] از نزد خدا باشد و شما بدان کافر شوید و شاهدى از بنى اسرائیل [مانند عبد الله بن سلام‌] بر [حقانیت‌] مثل آن گواهى دهد و ایمان آورد و شما تکبر کنید [آیا در این صورت ستمکار نیستید؟] البته خدا قوم ستمگر را هدایت نمى‌ک///بگو: «به من خبر دهید، اگر این [قرآن‌] از نزد خدا باشد و شما بدان کافر شده باشید و شاهدى از فرزندان اسرائیل به مشابهت آن [با تورات‌] گواهى داده و ایمان آورده باشد، و شما تکبر نموده باشید [آیا باز هم شما ستمکار نیستید؟] البته خدا قوم ستمگر را هدایت نمى‌کند.»///بگو: «اگر [این قرآن] از نزد خدا باشد و شما به آن کفر ورزید، در حالى که گواهى از بنى‌اسرائیل، بر همانند آن گواهى داده و ایمان آورده؛ ولى شما [همچنان] تکبر ورزیده‌اید، آیا [عاقبت کار را] دیده‌اید؟ خداوند قوم ستمگر را هدایت نمى‌کند.»///بگو: چه تصور می‌کنید، اگر از جانب خدا باشد و شما به آن کافر شوید در صورتی که از بنی اسرائیل شاهدی (چون عبد الله سلام عالمی) بر حق بودن قرآن گواهی دهد و ایمان آرد و شما تکبر ورزید (جز آن است که به عذاب خدا گرفتار می‌شوید)؟ آری البته خدا مردم ستمکار را هدایت نخواهد کرد.///بگو بیندیشید اگر [قرآن‌] از سوی خداوند باشد و سپس به آن انکار ورزید، [آیا ستمگر نیستید؟] و گواهی از بنی‌اسرائیل بر همانند آن گواهی داده است، آنگاه او ایمان آورده و شما استکبار ورزیدید، بی‌گمان خداوند قوم ستمکاران را هدایت نمی‌کند///بگو: «به من خبر دهید اگر این قرآن از سوی خدا باشد و شما به آن کافر شوید، در حالی که شاهدی از بنی اسرائیل بر آن شهادت دهد، و او ایمان آورد و شما استکبار کنید (چه کسی گمراهتر از شما خواهد بود)؟! خداوند گروه ستمگر را هدایت نمی‌کند!»///بگو آیا دیدید اگر باشد از نزد خدا و کفر ورزیدید بدان و گواهی دهد گواهی از بنی‌اسرائیل بر مانند آن پس ایمان آورد و شما کبر ورزیدید همانا خدا رهبری نکند گروه ستمگران را///بگو: «آیا دیدید اگر این (قرآن) از نزد خدا باشد و شما بدان کافر شده باشید و شاهدی از فرزندان اسرائیل بر همانندی (وحیانی بودن) آن (با تورات و انجیل) گواهی داده، پس (بدان) ایمان آورده باشد و شما تکبر نموده باشید (آیا باز هم شما ستمکار نیستید)؟ البته خدا گروه ستمگران را هدایت نمی‌کند.» quran_en_fa The Unbelievers say of those who believe: "If (this Message) were a good thing, (such men) would not have gone to it first, before us!" And seeing that they guide not themselves thereby, they will say, "this is an (old,) falsehood!" و کافران درباره مؤمنان گفتند: اگر [آیین محمد] بهتر [از آیین ما] بود [آنان در پذیرفتنش] بر ما نسبت به آن پیشی نمی‌گرفتند [بلکه خود ما زودتر از آنان به این کتاب ایمان می‌آوردیم]. و چون [خودشان به خاطر کبر و عنادشان] به وسیله آن هدایت نیافتند، به زودی خواهند گفت: این یک دروغ قدیمی است.///و کافران درباره مؤمنان گفتند: اگر [آیین محمد] بهتر [از آیین ما] بود [آنان در پذیرفتنش] بر ما نسبت به آن پیشی نمی‌گرفتند [بلکه خود ما زودتر از آنان به این کتاب ایمان می‌آوردیم]. و چون [خودشان به خاطر کبر و عنادشان] به وسیله آن هدایت نیافتند، به زودی خواهند گفت: این یک دروغ قدیمی است.///کافران مؤمنان را گفتند: اگر در آن خیرى مى‌بود، اینان در پذیرفتنش بر ما سبقت نمى‌گرفتند. و چون بدان راه نیافته‌اند خواهند گفت که این دروغى دیرینه است.///و کافران در حق مؤمنان گفتند: اگر [این قرآن‌] چیز خوبى بود، به [پذیرفتن‌] آن بر ما پیشى نگرفته بودند، و چون خود به وسیله آن هدایت نیافته‌اند به زودى خواهند گفت: این یک دروغ کهنه است///و کسانى که کافر شدند، به آنان که گرویده‌اند گفتند: «اگر [این دین‌] خوب بود، بر ما بدان پیشى نمى‌گرفتند.» و چون بدان هدایت نیافته‌اند، به زودى خواهند گفت: «این دروغى کهنه است.»///و کسانى که کافر شدند، درباره‌ی کسانى که ایمان آورده‌اند، می‌گویند: «اگر [آیین محمد] بهتر بود، آنان [در پذیرفتن آن] بر ما سبقت نمى‌گرفتند.» و چون خود به آن هدایت نیافتند، به زودى خواهند گفت: «این دروغى سابقه‌دار است!»///و کافران گفتند: اگر دین اسلام بهتر (از بت‌پرستی) بود مردم (فقیر زبونی) از ما در ایمان به آن سبقت نمی‌گرفتند. و آنها چون به قرآن هدایت نمی‌شوند خواهند گفت که این کتاب دروغی از گفتار پیشینیان است.///و کافران در حق مؤمنان گویند اگر خیر بود آنان بر ما در زمینه آن پیشی نمی‌گرفتند، و چون به آن راهیاب نشدند، گویند این برساخته‌ای کهن است‌///کافران درباره مؤمنان چنین گفتند: «اگر (اسلام) چیز خوبی بود، هرگز آنها (در پذیرش آن) بر ما پیشی نمی‌گرفتند!» و چون خودشان بوسیله آن هدایت نشدند می‌گویند: «این یک دروغ قدیمی است!»///و گفتند آنان که کفر ورزیدند بدانان که ایمان آوردند اگر خوبی می‌بود پیشی نمی‌گرفتند از ما بدان و چون رهبری نشدند بدان زود است گویند آن است دروغی کهن‌///و کسانی که کافر شدند – برای کسانی که ایمان آوردند – گفتند: «اگر این ایمان خوب بود، آنان بر ما (در آن) بدان پیشی نمی‌گرفتند.» و چون (اینان) بدان هدایت نیافته‌اند، پس به زودی خواهند گفت: «این (خود) گمراهی سابقه‌داری است.» quran_en_fa And before this, was the Book of Moses as a guide and a mercy: And this Book confirms (it) in the Arabic tongue; to admonish the unjust, and as Glad Tidings to those who do right. [چگونه یک دروغ قدیمی است] در حالی که پیش از آن کتاب موسی پیشوا و رحمت بود [و از نزول آن بر پیامبر اسلام خبر داده]، و این قرآن تصدیق کننده [آن] است در حالی که به زبان عربی [فصیح و گویا] ست تا ستمکاران را بیم دهد، و برای نیکوکاران بشارتی باشد.///[چگونه یک دروغ قدیمی است] در حالی که پیش از آن کتاب موسی پیشوا و رحمت بود [و از نزول آن بر پیامبر اسلام خبر داده]، و این قرآن تصدیق کننده [آن] است در حالی که به زبان عربی [فصیح و گویا] ست تا ستمکاران را بیم دهد، و برای نیکوکاران بشارتی باشد.///و پیش از آن کتاب موسى راهنما و رحمت بود. و این، کتابى است تصدیق‌کننده آن، به زبان عربى، تا ستمکاران را بیمى و نیکوکاران را مژده‌اى باشد.///و [حال آن که‌] پیش از آن، کتاب موسى راهنما و رحمتى بود، و این [قرآن‌] کتابى به زبان عربى است که تصدیق کننده [ى آن‌] است، تا کسانى را که ستم کردند هشدار دهد و نیکوکاران را مژده‌اى باشد///و [حال آنکه‌] پیش از آن، کتاب موسى، راهبر و [مایه‌] رحمتى بود؛ و این [قرآن‌] کتابى است به زبان عربى که تصدیق‌کننده [آن‌] است، تا کسانى را که ستم کرده‌اند هشدار دهد و براى نیکوکاران مژده‌اى باشد.///و پیش از آن، کتاب موسى راهبر و [مایه‌ی] رحمت بود، و این کتاب که به زبان عربى است، تصدیق‌کننده [آن تورات] است تا ستمگران را بیم دهد و براى نیکوکاران بشارت باشد.///و پیش از قرآن کتاب تورات بر موسی که امام و پیشوای مهربان خلق بود نازل گردید و این کتاب قرآن مصدق کتب آسمانی پیشین به زبان فصیح عربی نازل شده تا ستمکاران عالم را (از عذاب خدا) بترساند و نیکوکاران را بشارت (به رحمت ایزد) دهد.///و پیش از آن کتاب موسی رهنما و رحمت بود، و این کتابی است همخوان [با آن‌]، به زبان عربی [/شیوا]، تا ستم‌پیشگان [مشرک‌] را هشدار دهد، و بشارتی برای نیکوکاران باشد///و پیش از آن، کتاب موسی که پیشوا و رحمت بود (نشانه‌های آن را بیان کرده)، و این کتاب هماهنگ با نشانه‌های تورات است در حالی که به زبان عربی و فصیح و گویاست، تا ظالمان را بیم دهد و برای نیکوکاران بشارتی باشد!///و از پیشش کتاب موسی پیشوا و رحمتی و این است کتابی تصدیق‌کننده به زبان عربی تا بترساند آنان را که ستم کردند و مژده است برای نکوکاران‌///حال آنکه پیش از آن، کتاب موسی، به حال راهبری (شان) و (مایه‌ی) رحمتی (برایشان) بود. و این (قرآن) کتابی است به زبانی آشکارا که تصدیق‌کننده‌ (ی آن) است، تا کسانی را که ستم کردند هشدار دهد و برای نیکوکاران مژده‌ای باشد. quran_en_fa Verily those who say, "Our Lord is Allah," and remain firm (on that Path),- on them shall be no fear, nor shall they grieve. بی تردید کسانی که گفتند: پروردگار ما الله است، سپس [در میدان عمل بر این حقیقت] استقامت ورزیدند، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.///بی تردید کسانی که گفتند: پروردگار ما الله است، سپس [در میدان عمل بر این حقیقت] استقامت ورزیدند، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.///هر آینه آنان که گفتند که پروردگار ما الله است و سپس پایدارى ورزیدند، بیمى بر آنها نیست و اندوهگین نمى‌شوند.///محققا کسانى که گفتند: پروردگار ما خداست و استقامت کردند، نه بیمى بر آنهاست و نه غمگین مى‌شوند///محققا کسانى که گفتند: «پروردگار ما خداست» سپس ایستادگى کردند، بیمى بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد.///همانا کسانى که گفتند: «پروردگار ما تنها خداست.» سپس [بر گفته‌ی خود] پایدارى کردند، بیمى نخواهند داشت و اندوهگین نخواهند شد.///آنان که گفتند: آفریننده ما خداست و بر این سخن پایدار و ثابت ماندند بر آنها هیچ ترس و بیمی و حزن و اندوهی (در دنیا و عقبی) نخواهد بود.///بی‌گمان کسانی که گفتند پروردگار ما خداوند است، سپس [در این راه‌] پایداری ورزیدند، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند///کسانی که گفتند: «پروردگار ما الله است»، سپس استقامت کردند، نه ترسی برای آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.///همانا آنان که گفتند پروردگار ما خدا است و سپس پایدار ماندند نیست بیمی بر ایشان و نه اندوهگین شوند///بی‌گمان کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداست‌» سپس (در گفتار و کردارشان) ایستادگی کردند، نه بیمی بر آنان است و نه ایشان غمگین می‌شوند. quran_en_fa Such shall be Companions of the Gardens, dwelling therein (for aye): a recompense for their (good) deeds. اینان اهل بهشت اند که به پاداش اعمال شایسته‌ای که همواره انجام می‌دادند، در آن جاودانه‌اند. ….///اینان اهل بهشت اند که به پاداش اعمال شایسته‌ای که همواره انجام می‌دادند، در آن جاودانه‌اند. ….///اینان به پاداش اعمالشان اهل بهشتند و در آنجا جاودانه‌اند.///ایشان اهل بهشتند و براى همیشه در آن ماندگارند [این‌] پاداشى است به خاطر آنچه انجام مى‌دادند///ایشان اهل بهشتند که به پاداش آنچه انجام مى‌دادند جاودانه در آن مى‌مانند.///آنان به پاداش آنچه انجام مى‌دادند، اهل بهشتند و در آن جاودانه خواهند ماند.///آنان اهل بهشتند و به پاداش اعمال نیک همیشه در بهشت ابد مخلد خواهند بود.///اینان بهشتیانند که جاودانه در آنند، که پاداش کاری است که کرده‌اند///آنها اهل بهشتند و جاودانه در آن می‌مانند؛ این پاداش اعمالی است که انجام می‌دادند.///آنانند یاران بهشت جاودانان در آن پاداشی برابر آنچه بودند می‌کردند///ایشان بهشتیانند که به پاداش آنچه انجام می‌دادند جاودانه در آن می‌مانند. quran_en_fa We have enjoined on man kindness to his parents: In pain did his mother bear him, and in pain did she give him birth. The carrying of the (child) to his weaning is (a period of) thirty months. At length, when he reaches the age of full strength and attains forty years, he says, "O my Lord! Grant me that I may be grateful for Thy favour which Thou has bestowed upon me, and upon both my parents, and that I may work righteousness such as Thou mayest approve; and be gracious to me in my issue. Truly have I turned to Thee and truly do I bow (to Thee) in Islam." و انسان را درباره پدر و مادرش به نیکی سفارش کردیم. مادرش او را با تحمل رنج و زحمت باردار شد و با رنج و زحمت او را زایید. و دوران بارداری و باز گرفتنش از شیر سی ماه است، تا زمانی که به رشد و نیرومندی خود و به چهل سالگی برسد، گوید: پروردگارا! به من الهام کن تا نعمتت را که بر من و پدر و مادرم عطا کرده‌ای سپاس گزارم، و کار شایسته‌ای که آن را می‌پسندی انجام دهم و ذریه و نسل مرا برای من صالح و شایسته گردان که من به سوی تو بازگشتم و به یقین از تسلیم شدگان [به فرمان‌ها و احکام] توام.///و انسان را درباره پدر و مادرش به نیکی سفارش کردیم. مادرش او را با تحمل رنج و زحمت باردار شد و با رنج و زحمت او را زایید. و دوران بارداری و باز گرفتنش از شیر سی ماه است، تا زمانی که به رشد و نیرومندی خود و به چهل سالگی برسد، گوید: پروردگارا! به من الهام کن تا نعمتت را که بر من و پدر و مادرم عطا کرده‌ای سپاس گزارم، و کار شایسته‌ای که آن را می‌پسندی انجام دهم و ذریه و نسل مرا برای من صالح و شایسته گردان که من به سوی تو بازگشتم و به یقین از تسلیم شدگان [به فرمان‌ها و احکام] توام.///آدمى را به نیکى کردن با پدر و مادر خود سفارش کردیم. مادرش بار او را به دشوارى برداشت و به دشوارى بر زمین نهاد. و مدت حمل تا از شیر بازگرفتنش سى ماه است تا چون به سن جوانى رسد و به چهل سالگى درآید، گوید: اى پروردگار من، به من بیاموز تا شکر نعمتى که بر من و بر پدر و مادرم ارزانى داشته‌اى به جاى آرم. کارى شایسته بکنم که تو از آن خشنود شوى و فرزندان مرا به صلاح آور. من به تو بازگشتم و از تسلیم‌شدگانم.///و انسان را به نیکى کردن به پدر و مادر خود سفارش کردیم. مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را بر زمین نهاد، و [دوران‌] حمل و از شیر گرفتن او سى ماه است، تا آن که به رشد کامل خود برسد و به چهل سال برسد، مى‌گوید: پروردگارا! بر دلم بیفکن///و انسان را [نسبت‌] به پدر و مادرش به احسان سفارش کردیم. مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را به دنیا آورد. و باربرداشتن و از شیرگرفتن او سى ماه است، تا آنگاه که به رشد کامل خود برسد و به چهل سال برسد، مى‌گوید: «پروردگارا، بر دلم بیفکن تا نعمتى را که به من و به پدر و مادرم ارزانى داشته‌اى سپاس گویم و کار شایسته‌اى انجام دهم که آن را خوش دارى، و فرزندانم را برایم شایسته گردان؛ در حقیقت، من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمان‌پذیرانم.»///و ما انسان را سفارش کردیم که به مادر و پدر خود نیکى کند. مادرش با سختى او را باردار بود و با سختى به دنیا آورد و دوران بارداری تا از شیر گرفتنش [دست کم] سى ماه است. تا آن‌گاه که به رشد کامل برسد و چهل ساله شود، بگوید: «پروردگارا! به دلم انداز که نعمتى را که بر من و بر پدر و مادر من لطف کردى، شکرگزارم و کار شایسته‌اى کنم که تو آن را بپسندى و فرزندانم را براى من صالح و شایسته گردان! من به سوى تو بازگشته‌ام و از تسلیم‌شدگانم.»///و ما انسان را به احسان در حق پدر و مادر خود سفارش کردیم، که مادر با رنج و زحمت بار حمل او کشید و باز با درد و مشقت وضع حمل نمود و سی ماه تمام مدت حمل و شیرخواری او بود تا وقتی که طفل به حد رشد رسید و آدمی چهل ساله گشت (و عقل و کمال یافت آن گاه سزد که) عرض کند: بار خدایا، مرا بر نعمتی که به من و پدر و مادر من عطا فرمودی شکر بیاموز و به کار شایسته‌ای که رضا و خشنودی تو در آن است موفق دار و فرزندان مرا صالح گردان، من به درگاه تو باز آمدم و از تسلیمان فرمان تو شدم.///و به انسان سفارش کرده‌ایم که در حق پدر و مادرش نیکی کند [چرا که‌] مادرش به دشواری او را آبستن بوده و به دشواری او را زاده است، و [دوران‌] بارگرفتن و از شیر گرفتن او سی‌ماه است، تا آنکه به کمال رشدش برسد و به چهل‌سالگی برسد گوید پروردگارا مرا توفیق ده که نعمتی را که بر من و بر پدر و مادرم ارزانی داشتی سپاس بگزارم، و کارهای شایسته‌ای کنم که آن را بپسندی، و زاد و رود مرا نیز به صلاح‌آور، من به درگاه تو توبه کرده‌ام و من از مسلمانانم‌///ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل می‌کند و با ناراحتی بر زمین می‌گذارد؛ و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سی ماه است؛ تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی بالغ گردد می‌گوید: «پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادی بجا آورم و کار شایسته‌ای انجام دهم که از آن خشنود باشی، و فرزندان مرا صالح گردان؛ من به سوی تو بازمی‌گردم و توبه می‌کنم، و من از مسلمانانم!»///و پند دادیم انسان را در باره پدر و مادرش به نیکی بارور شد بدو مادرش به ناخواه و بنهادش به ناخواه و باروریش و از شیر گرفتنش سی ماه تا گاهی که رسید نیروهای خود را و رسید به چهل سال گفت پروردگارا رهنمونم باش تا سپاس گزارم نعمتت را آن را که ارزانی داشتی به من و به پدر و مادرم و تا کنم کرداری شایسته که بپسندیش و اصلاح کن برایم در فرزندانم همانا بازگشتم بسوی تو و همانا منم از اسلام‌آرندگان‌///و انسان را (نسبت) به پدر و مادرش به احسانی (بسیار) سفارش کردیم (که) مادرش با تحمل رنجی شدید به او باردار شد و با تحمل رنجی شدید او را به دنیا آورد، و باربرداشتن و از شیرگرفتن او سی ماه است. تا آن‌گاه که به رشدهای خود دست یافت و به چهل‌‌سالگی رسید. می‌گوید: «پروردگارم! مرا همی پاس‌دار، تا نعمتی را که به من و به پدر و مادرم ارزانی داشته‌ای سپاس گزارم و اینکه کار شایسته‌ای انجام دهم که آن را خوش داری و در (باره‌ی) فرزندانم برایم اصلاح فرمای. همواره من سوی تو روی‌آورده‌ام و به‌راستی من از تسلیم‌شدگان (در برابر تو) می‌باشم.» quran_en_fa Such are they from whom We shall accept the best of their deeds and pass by their ill deeds: (They shall be) among the Companions of the Garden: a promise! of truth, which was made to them (in this life). اینانند کسانی که ما از آنان بهترین اعمالی که انجام داده‌اند می‌پذیریم، و از گناهانشان در زمره اهل بهشت در می‌گذریم؛ [خدا وعده داد] وعده درست و راست که همواره به آن وعده داده می‌شدند؛///اینانند کسانی که ما از آنان بهترین اعمالی که انجام داده‌اند می‌پذیریم، و از گناهانشان در زمره اهل بهشت در می‌گذریم؛ [خدا وعده داد] وعده درست و راست که همواره به آن وعده داده می‌شدند؛///اینان کسانى هستند که کارهاى نیکشان را مى‌پذیریم و از گناهشان درمى‌گذریم. در زمره اهل بهشتند. هر وعده‌اى که به آنها داده شده راست است.///آنان کسانى‌اند که بهترین عملى را که انجام داده‌اند از ایشان مى‌پذیریم و از بدى‌هایشان در زمره بهشتیان در مى‌گذریم وعده‌ى راستى که وعده داده مى‌شدند///اینانند کسانى که بهترین آنچه را انجام داده‌اند از ایشان خواهیم پذیرفت و از بدیهایشان درخواهیم گذشت؛ در [زمره‌] بهشتیانند؛ [همان‌] وعده راستى که بدانان وعده داده مى‌شده است.///آنانند کسانى که از آنها بهترین کارهایى را که کرده‌اند، مى‌پذیریم و در زمره‌ی بهشتیان، از بدى‌هایشان مى‌گذریم. همان وعده راستى که همواره به آنان داده مى‌شد.///این بندگانند که به نیکوترین اعمال خود مقبول درگاه ما شده و در زمره اهل بهشت از گناهانشان می‌گذریم. این وعده صدقی است که به آنها بشارت می‌داده‌اند.///اینانند که نیکوترین کاری را که کرده‌اند، از ایشان می‌پذیریم، و در میان بهشتیان از گناهانشان در می‌گذریم، [این‌] وعده راستینی است که به آنان نوید داده شده است‌///آنها کسانی هستند که ما بهترین اعمالشان را قبول می‌کنیم و از گناهانشان می‌گذریم و در میان بهشتیان جای دارند؛ این وعده راستی است که وعده داده می‌شدند.///آنانند که پذیریم از ایشان بهتر آنچه را کردند و درگذریم از بدیهای ایشان در یاران بهشت وعده راستی که بودند وعده داده می‌شدند///اینانند کسانی‌که در میان بهشتیان، بهترین آنچه را انجام داده‌اند از ایشان - به خوبی - خواهیم پذیرفت و از گناهان کوچکشان در می‌گذریم‌؛ (یعنی) وعده‌ی راستین که بدان وعده داده می‌شده‌اند. quran_en_fa But (there is one) who says to his parents, "Fie on you! Do ye hold out the promise to me that I shall be raised up, even though generations have passed before me (without rising again)?" And they two seek Allah's aid, (and rebuke the son): "Woe to thee! Have faith! for the promise of Allah is true." But he says, "This is nothing but tales of the ancients!" و کسی که به پدر و مادرش گفت: اف بر شما! [من از شما متنفر و دلتنگم]، آیا به من وعده می‌دهید که [پس از مرگ] زنده خواهم شد، در حالی که پیش از من اقوام بسیاری در گذشتند، [و هیچ کدام از آنان زنده نشدند]. و آن دو همواره [برای بازگشت فرزندشان] از خدا یاری می‌خواهند [و به فرزندشان می‌گویند:] وای بر تو ایمان بیاور، بی تردید وعده خدا [درباره سعادت و رستگاری مؤمنان در قیامت و شقاوت و بدبختی کافران] حق است. [ولی او در پاسخشان] می‌گوید: این [وعده‌ها] جز افسانه‌های گذشتگان نیست!!///و کسی که به پدر و مادرش گفت: اف بر شما! [من از شما متنفر و دلتنگم]، آیا به من وعده می‌دهید که [پس از مرگ] زنده خواهم شد، در حالی که پیش از من اقوام بسیاری در گذشتند، [و هیچ کدام از آنان زنده نشدند]. و آن دو همواره [برای بازگشت فرزندشان] از خدا یاری می‌خواهند [و به فرزندشان می‌گویند:] وای بر تو ایمان بیاور، بی تردید وعده خدا [درباره سعادت و رستگاری مؤمنان در قیامت و شقاوت و بدبختی کافران] حق است. [ولی او در پاسخشان] می‌گوید: این [وعده‌ها] جز افسانه‌های گذشتگان نیست!!///و آن که به پدر و مادرش گفت: اف بر شما، آیا به من وعده مى‌دهید که از گورم برخیزانند و حال آنکه مردمى پیش از من بوده‌اند که برنخاسته‌اند؟ و آن دو به درگاه خدا استغاثه مى‌کنند و گویند: واى بر تو ایمان بیاور که وعده خدا حق است. مى‌گوید: اینها چیزى جز همان افسانه پیشینیان نیست.///و آن که به پدر و مادر خود گفت: اف بر شما! آیا به من وعده مى‌دهید که [از قبر] بیرون آورده مى‌شوم و حال آن که پیش از من نسل‌ها گذشتند [و برنخاستند]، و آن دو به [درگاه‌] خدا زارى مى‌کنند که: واى بر تو! ایمان بیاور، وعده‌ى خدا حق است، و او پاسخ مى‌دهد: ا///و آن کس که به پدر و مادر خود گوید: «اف بر شما، آیا به من وعده مى‌دهید که زنده خواهم شد و حال آنکه پیش از من نسلها سپرى [و نابود] شدند.» و آن دو به [درگاه‌] خدا زارى مى‌کنند: «واى بر تو، ایمان بیاور. وعده [و تهدید] خدا حق است.» و [لى پسر] پاسخ مى‌دهد: «اینها جز افسانه‌هاى گذشتگان نیست.»///و آن که به مادر و پدر خود [که درباره قیامت نصیحتش مى‌کنند،] می‌گوید: «اه! [از من دور شوید!] آیا به من وعده مى‌دهید که [پس از مرگ از گور] بیرون آورده مى‌شوم؟ در حالى که نسل‌هاى بسیارى پیش از من گذشته‌اند [و هرگز زنده نشده‌اند].» ولى مادر و پدر او، خدا را به فریادرسى مى‌خوانند [و به او مى‌گویند]: «واى بر تو! ایمان بیاور! «قطعا وعده‌ی خداوند حق است.» اما او مى‌گوید: «این [وعده‌ها چیزی] جز افسانه‌های پیشینیان نیست.»///و (چقدر ناخلف است) فرزندی که پدر و مادر را گفت: اف بر شما باد، آیا به من وعده می‌دهید که پس از مرگ مرا زنده کرده و از قبر بیرون می‌آرند در صورتی که پیش از من گروه و طوایف بسیاری رفتند (و یکی باز نیامد)؟ آن گاه پدر و مادر به خداست غاثه کنند (که پروردگارا، تو فرزند ما را هدایت کن و به او گویند) که وای بر تو، ایمان بیار، البته وعده خدا بر حق و حقیقت است، باز (آن نا اهل فرزند) گوید: این سخنان جز افسانه و اوهام پیشینیان نیست.///و کسی که به پدر و مادرش می‌گفت اف بر شما آیا به من وعده می‌دهید که [از گور زنده‌] بیرون آورده شوم، حال آنکه نسلهای [بسیاری‌] پیش از من بوده‌اند [و زنده نشده‌اند]، و آن دو به درگاه خداوند استغاثه می‌کنند [و به او می‌گویند] وای بر تو، ایمان بیاور بی‌گمان وعده الهی راست است، و [او] گوید این جز افسانه‌های پیشینیان نیست‌///و کسی که به پدر و مادرش می‌گوید: «اف بر شما! آیا به من وعده می‌دهید که من روز قیامت مبعوث می‌شوم؟! در حالی که پیش از من اقوام زیادی بودند (و هرگز مبعوث نشدند)! و آن دو پیوسته فریاد می‌کشند و خدا را به یاری می‌طلبند که: وای بر تو، ایمان بیاور که وعده خدا حق است اما او پیوسته می‌گوید:» اینها چیزی جز افسانه‌های پیشینیان نیست!///و آن که گفت به پدر و مادر خویش وای بر شما (آوخ از شما) آیا وعده دهیدم (بیم دهیدم) که برون آورده شوم حالی که گذشتند قرنها پیش از من و آنان (پدر و مادر) به فریاد می‌خواندند خدا را که وای بر تو ایمان آر زیرا وعده خدا است حق پس گفت نیست این جز افسانه‌های پیشینیان‌///و آن کس که به پدر و مادر خود گفت: «اف بر شما! آیا به من وعده می‌دهید که (از گور) برون خواهم شد؟ و حال آنکه همواره پیش از من نسل‌ها سپری (و نابود) شده‌اند.» در حالی که آن دو خدا را به یاری همی طلبند (‌گویند): «وای بر تو! ایمان بیاور. به‌راستی وعده‌‌ی (عذاب) خدا حق است‌.» پس پسر می‌گوید: «این‌ها جز افسانه‌های پراکنده‌ی گذشتگان نخستین نیست.» quran_en_fa Such are they against whom is proved the sentence among the previous generations of Jinns and men, that have passed away; for they will be (utterly) lost. اینانند کسانی که [به خاطر انکار وعده‌های حق] فرمان عذاب درباره آنان در زمره گروه هایی از جن و انس که پیش از آنان در گذشتند، محقق و ثابت شده است؛ زیرا آنان زیانکار بودند.///اینانند کسانی که [به خاطر انکار وعده‌های حق] فرمان عذاب درباره آنان در زمره گروه هایی از جن و انس که پیش از آنان در گذشتند، محقق و ثابت شده است؛ زیرا آنان زیانکار بودند.///در باره اینان همان سخن که در باره امتهاى پیشین از جن و انس گفته شده بود به حقیقت مى‌پیوندد. اینان زیان‌کنندگانند.///آنان کسانى‌اند که وعده‌ى عذاب بر آنها در [زمره‌ى‌] گروه‌هایى از جن و انس که پیش از آنها بگذشتند حتمى شد که بى‌تردید آنها زیانکار بودند///آنان کسانى‌اند که گفتار [خدا] علیه ایشان -همراه با امتهایى از جنیان و آدمیان که پیش از آنان روزگار به سر بردند- به حقیقت پیوست، بى‌گمان آنان زیانکار بودند.///آنان کسانى هستند که [به خاطر انکار وعده‌هاى حق،] در میان امت‌هایى از جن و انس که پیش از آنان بودند، فرمان [عذاب] خدا بر آنان قطعى شده است. زیرا آنان زیانکار بودند.///اینان در میان طوایف بسیاری از جن و انس که از این پیش (به کفر) مردند کسانی هستند که وعده عذاب خدا بر آنها حتم است و اینها به حقیقت زیانکاران عالمند.///اینانند که در میان امتهای جن و انس که پیش از ایشان بوده‌اند، حکم [عذاب‌] بر آنان تعلق گرفته است، اینانند که زیانکارند///آنها کسانی هستند که فرمان عذاب درباره آنان همراه اقوام (کافری) که پیش از آنان از جن و انس بودند مسلم شده، چرا که همگی زیانکار بودند!///آنانند که راست آمد (فرود آمد) بر ایشان سخن در ملتهائی که گذشتند پیش از ایشان از پری و آدمی که ایشانند همانا زیانکاران‌///اینان کسانی هستند که گفته‌ی (خدا) علیه ایشان - همراه با امت‌هایی از جنیان و امت‌هایی که همواره پیش از آنان (روزگارانی) به سر بردند - به حقیقت پیوست. بی‌گمان آنان زیانکاران بوده‌اند. quran_en_fa And to all are (assigned) degrees according to the deeds which they (have done), and in order that (Allah) may recompense their deeds, and no injustice be done to them. برای هر کدام [از گروه مؤمنان و کافران] بر پایه اعمالی که انجام داده‌اند درجاتی است [که در آن قرار می‌گیرند]، و تا خدا اعمالشان را به طور کامل به آنان بدهد؛ و آنان مورد ستم قرار نمی‌گیرند.///برای هر کدام [از گروه مؤمنان و کافران] بر پایه اعمالی که انجام داده‌اند درجاتی است [که در آن قرار می‌گیرند]، و تا خدا اعمالشان را به طور کامل به آنان بدهد؛ و آنان مورد ستم قرار نمی‌گیرند.///و هر یک را نسبت به کارى که کرده است درجتى است تا خدا پاداش کارهایشان را به تمامى بدهد و به آنان ستم نمى‌شود.///و براى هر یک [از مؤمن و کافر] بر حسب آنچه انجام داده‌اند درجاتى است، و تا [خدا پاداش‌] اعمالشان را تمام بدهد، و آنها مورد ستم واقع نخواهند شد///و براى هر یک در [نتیجه‌] آنچه انجام داده‌اند درجاتى است، و تا [خدا پاداش‌] اعمالشان را تمام بدهد؛ و آنان مورد ستم قرار نخواهند گرفت.///و براى هر یک [از مؤمنان و کافران]، بر پایه‌ی آنچه انجام داده‌اند، درجاتى [از سعادت و شقاوت] است و [خداوند] جزاى کارهایشان را کامل می‌دهد و آنان مورد ستم قرار نمى‌گیرند.///و برای تمام (مردم مؤمن و کافر) به مقتضای اعمالشان درجاتی معین است (در عالم قیامت تا عدل خدا درباره آنها آشکار شود) و تا همه را به پاداش و مزد اعمال خود کاملا برساند و هیچ ستمی به آنها نخواهد شد.///و هر یک را بر حسب آنچه کرده‌اند درجاتی است، و تا سرانجام جزای اعمالشان را به تمام و کمال بدهد، و بر ایشان ستم نرود///و برای هر کدام از آنها درجاتی است بر طبق اعمالی که انجام داده‌اند، تا خداوند کارهایشان را بی‌کم و کاست به آنان تحویل دهد؛ و به آنها هیچ ستمی نخواهد شد!///و هر کدام را پایه‌هائی است از آنچه عمل کردند و تا سراسر دهد بدیشان کردارهای ایشان را و ایشان ستم نشوند///و برای هر یک در نتیجه‌ی آنچه انجام داده‌اند درجاتی است و تا (خدا) اعمالشان را بهره‌ای وافی دهد؛ حال آنکه آنان ستم (هم) نمی‌شوند. quran_en_fa And on the Day that the Unbelievers will be placed before the Fire, (It will be said to them): "Ye received your good things in the life of the world, and ye took your pleasure out of them: but today shall ye be recompensed with a Penalty of humiliation: for that ye were arrogant on earth without just cause, and that ye (ever) transgressed." و روزی که کافران را بر آتش عرضه کنند [به آنان گویند:] نعمت‌های پاکیزه خود را [که می‌توانست وسیله آبادی آخرتتان باشد] در زندگی دنیایتان مصرف کردید و [همانجا] از آن برخوردار شدید؛ بنابراین امروز به سبب اینکه به ناحق در زمین تکبر می‌ورزیدید و در برابر اینکه همواره نافرمانی می‌کردید با عذاب خفت بار کیفر می‌یابید.///و روزی که کافران را بر آتش عرضه کنند [به آنان گویند:] نعمت‌های پاکیزه خود را [که می‌توانست وسیله آبادی آخرتتان باشد] در زندگی دنیایتان مصرف کردید و [همانجا] از آن برخوردار شدید؛ بنابراین امروز به سبب اینکه به ناحق در زمین تکبر می‌ورزیدید و در برابر اینکه همواره نافرمانی می‌کردید با عذاب خفت بار کیفر می‌یابید.///و روزى که کافران را بر آتش عرضه کنند: در زندگى دنیوى از چیزهاى پاکیزه و خوش بهره‌مند شدید، امروز به عذاب خوارى پاداشتان مى‌دهند. و این بدان سبب است که در زمین بى هیچ حقى گردنکشى مى‌کردید و عصیانگرى پیش گرفته بودید.///و آن روز که کافران بر آتش عرضه شوند، [به آنها گفته شود:] نعمت‌هاى پاکیزه [و خوشى‌هاى‌] خود را در زندگى دنیایتان [از بین‌] بردید و از آنها برخوردار شدید، پس امروز به سزاى آن که در زمین به ناحق سرکشى مى‌کردید و به سبب آن که نافرمانى مى‌کردید به عذابى خ///و آن روز که آنهایى را که کفر ورزیده‌اند، بر آتش عرضه مى‌دارند [به آنان مى گویند:] «نعمتهاى پاکیزه خود را در زندگى دنیایتان [خودخواهانه‌] صرف کردید و از آنها برخوردار شدید؛ پس امروز به [سزاى] آنکه در زمین بناحق سرکشى مى‌نمودید و به سبب آنکه نافرمانى مى‌کردید، به عذاب خفت‌ [آور] کیفر مى‌یابید.»///و روزى که کافران بر آتش عرضه شوند، [به آنان گفته می‌شود:] «شما در زندگى دنیا، نعمت‌هاى پاکیزه‌ی خود را تلف کردید و از آنها کامیاب شدید، [و براى امروزتان چیزى نیاندوختید،] پس امروز به خاطر گردن‌کشی ناحقى که در زمین داشتید و پیوسته نافرمانى مى‌کردید، به عذاب خوارکننده کیفر داده مى‌شوید.»///و روزی که کافران را بر آتش دوزخ عرضه کنند (فرشتگان قهر و عذاب به آنها گویند) شما (لذات بهشتی و) خوشیهایتان را در زندگانی دنیا (به شهوت رانی و ظلم و عصیان) از بین بردید و بدان لذات دنیوی بر خوردار و دلباخته بودید، پس امروز به عذاب ذلت و خواری مجازات می‌شوید چون در زمین به ناحق تکبر می‌کردید و راه فسق و تبهکاری پیش می‌گرفتید.///و روزی که کافران را به نزدیک آتش [دوزخ‌] بدارند [و گویند] خیر و خوشیهایتان را در زندگانی دنیویتان به پایان بردید، و از آن بهره‌مند شدید، پس امروز به خاطر آنکه در روی زمین به ناحق استکبار می‌ورزیدید و به خاطر آنکه نافرمانی می‌کردید، عذاب خوارکننده را کیفر برید///آن روز که کافران را بر آتش عرضه می‌کنند (به آنها گفته می‌شود:) از طیبات و لذائذ در زندگی دنیا خود استفاده کردید و از آن بهره گرفتید؛ اما امروز عذاب ذلت‌بار بخاطر استکباری که در زمین بناحق کردید و بخاطر گناهانی که انجام می‌دادید؛ جزای شما خواهد بود!///و روزی که عرضه شوند آنان که کفر ورزیدند بر آتش بردید (به پایان رسانیدید) خوشیهای خویش را در زندگانی دنیای خویش و کامیاب شدید بدانها پس امروز کیفر داده شوید عذاب خواری را بدانچه بودید برتری می‌جستید در زمین به ناروا و بدانچه بودید نافرمانی می‌کردید///و (به یاد آور) روزی را که آنهایی که کفر ورزیده‌اند، بر آتش نمایش داده می‌شوند (به آنان گفته شود:) «نعمت‌های پاکیزه‌ی خود را در زندگی دنیاتان (خودخواهانه) از میان بردید و با آنها برخوردار شدید؛ پس امروز به (سزای) آنچه در زمین به ناحق سرکشی می‌نموده‌اید و به آنچه نافرمانی می‌کرده‌اید، به عذاب خفت‌بار گرفتار شوید.» quran_en_fa Mention (Hud) one of 'Ad's (own) brethren: Behold, he warned his people about the winding Sand-tracts: but there have been warners before him and after him: "Worship ye none other than Allah: Truly I fear for you the Penalty of a Mighty Day." و [سرگذشت هود] برادر قوم عاد را یاد کن، هنگامی که قومش را در سرزمین احقاف بیم داد، و بی تردید بیم دهندگانی پیش از او و پس از او [در آن سرزمین] گذشته بودند که فقط خدا را بپرستید؛ زیرا من بر شما از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم.///و [سرگذشت هود] برادر قوم عاد را یاد کن، هنگامی که قومش را در سرزمین احقاف بیم داد، و بی تردید بیم دهندگانی پیش از او و پس از او [در آن سرزمین] گذشته بودند که فقط خدا را بپرستید؛ زیرا من بر شما از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم.///برادر قوم عاد را به یاد بیاور که چون قوم خود را در احقاف بیم داد -و پیش از او پیامبرانى بودند و رفتند و پس از او پیامبرانى آمدند- که جز خداى یکتا را نپرستید که من از عذاب روزى بزرگ بر شما بیمناکم.///و برادر عادیان را به یاد آور، آن‌گاه که قوم خویش را در [سرزمین‌] احقاف هشدار داد، با آن که پیش از او و پس از او نیز هشدار دهندگانى بودند که: جز خدا را مپرستید. واقعا من بر شما از عذاب روزى هولناک مى‌ترسم///و برادر عادیان را به یاد آور، آنگاه که قوم خویش را در ریگستان بیم داد -در حالى که پیش از او و پس از او [نیز] قطعا هشداردهندگانى گذشته بودند- که: «جز خدا را مپرستید؛ واقعا من بر شما از عذاب روزى هولناک مى‌ترسم.»///و سرگذشت برادر قوم عاد [حضرت هود] را یاد کن، آن‌گاه که قومش را در سرزمین احقاف هشدار داد. در حالى که پیش از او و پس از او نیز هشداردهندگانى آمده بودند. [او به قومش گفت]: «جز خدا را نپرستید که من بر شما از عذاب روزی بزرگ مى‌ترسم.»///و یاد آر حال هود پیغمبر قوم عاد را که چون در سرزمین احقاف امتش را وعظ و اندرز کرد و (از قهر خدا) بترسانید و پیش از هود و بعد از او هم بسیار پیمبر بر انذار خلق آمد. باری هود قومش را گفت: هرگز جز خدای عالم کسی را نپرستید که من بر شما از عذاب روز بزرگ قیامت می‌ترسم.///و از برادر عادیان [هود] یاد کن که قومش را در احقاف هشدار داد، و پیشاپیش وی و پس از وی هشداردهندگانی به میان آمده بودند [و گفت‌] جز خداوند را مپرستید، که من بر شما از عذاب روزی سهمگین می‌ترسم‌///(سرگذشت هود) برادر قوم عاد را یاد کن، آن زمان که قومش را در سرزمین «احقاف» بیم داد در حالی که پیامبران زیادی قبل از او در گذشته‌های دور و نزدیک آمده بودند که: جز خدای یگانه را نپرستید! (و گفت:) من بر شما از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم!///و یاد کن برادر عاد را گاهی که ترسانید قومش را در احقاف و هر آینه گذشته بودند ترسانندگان از پیش رویش و از پشت سرش که پرستش نکنید جز خدا را همانا می‌ترسم بر شما از عذاب روزی بزرگ‌///و (هود) برادر عادیان را به یاد آر، چون قوم خویش را در ریگستان‌ها بیم داد - حال آنکه از روبه‌رویش و از پشت سرش همواره هشداردهندگان گذشته‌اند - که: «جز خدا را مپرستید؛ همواره من بر شما از عذاب روزی بزرگ بیمناکم.» quran_en_fa They said: "Hast thou come in order to turn us aside from our gods? Then bring upon us the (calamity) with which thou dost threaten us, if thou art telling the truth?" گفتند: آیا آمده‌ای تا ما را از [پرستش] معبودانمان بر گردانی، پس اگر راستگویی عذابی که ما را تهدید می‌کنی بیاور!///گفتند: آیا آمده‌ای تا ما را از [پرستش] معبودانمان بر گردانی، پس اگر راستگویی عذابی که ما را تهدید می‌کنی بیاور!///گفتند: آیا آمده‌اى تا ما را از خدایانمان رویگردان سازى؟ اگر راست مى‌گویى، هر چه به ما وعده داده‌اى بیاور.///گفتند: آیا به سوى ما آمده‌اى که ما را از خدایانمان برگردانى؟ پس آنچه به ما وعده مى‌دهى بیاور اگر راست مى‌گویى///گفتند: «آیا آمده‌اى که ما را از خدایانمان برگردانى؟ پس اگر راست مى‌گویى، آنچه به ما وعده مى‌دهى [بر سرمان‌] بیاور.»///آنها گفتند: «آیا به سراغ ما آمده‌اى تا ما را از خدایانمان برگردانى؟ پس اگر از راستگویانى، آن را که وعده مى‌دهى، براى ما بیاور!»///قوم هود در پاسخ گفتند: آیا تو آمده‌ای ما را از پرستش بتان که خدایان ما هستند منع کنی؟! پس تو (زود) وعده عذابی را که به ما می‌دهی بیار اگر راست می‌گویی.///گفتند آیا به سراغ ما آمده‌ای که ما را از خدایانمان باز داری، پس اگر از راستگویان هستی، آنچه به ما وعده داده‌ای به میان بیاور///آنها گفتند: «آیا آمده‌ای که ما را (با دروغهایت) از معبودانمان بازگردانی؟! اگر راست می‌گویی عذابی را که به ما وعده می‌دهی بیاور!»///گفتند آیا آمدی ما را تا فریب دهی ما را از خدایان ما پس بیار ما را آنچه بیم دهی ما را اگر هستی از راستگویان‌///گفتند: «آیا آمده‌ای که ما را از خدایانمان - با دروغ‌پردازی - برانی و برگردانی‌؟ پس اگر از راستان بوده‌ای، آنچه به ما وعده می‌دهی برایمان بیاور.» quran_en_fa He said: "The Knowledge (of when it will come) is only with Allah: I proclaim to you the mission on which I have been sent: But I see that ye are a people in ignorance!".. گفت: آگاهی [به کیفیت عذاب و زمان آمدنش] فقط نزد خداست، و من آیینی را که به آن فرستاده شده‌ام به شما ابلاغ می‌کنم، ولی من شما را گروهی می‌دانم که همواره نادانی می‌کنید.///گفت: آگاهی [به کیفیت عذاب و زمان آمدنش] فقط نزد خداست، و من آیینی را که به آن فرستاده شده‌ام به شما ابلاغ می‌کنم، ولی من شما را گروهی می‌دانم که همواره نادانی می‌کنید.///گفت: این را خدا مى‌داند و من آنچه را بدان مبعوث شده‌ام به شما مى‌رسانم. ولى مى‌بینم که مردمى نادان هستید.///گفت: جز این نیست که آگاهى [از زمان وقوع عذاب‌] نزد خداست، و من آنچه را بدان فرستاده شده‌ام به شما ابلاغ مى‌کنم، ولى شما را مردمى جاهل مى‌بینم///گفت: «آگاهى فقط نزد خداست، و آنچه را بدان فرستاده شده‌ام به شما مى‌رسانم، ولى من شما را گروهى مى‌بینم که در جهل اصرار مى‌ورزید.»///[هود] گفت: «علم [به زمان عذاب،] تنها نزد خداست و من آنچه را به آن فرستاده شده‌ام، به شما ابلاغ مى‌کنم؛ ولى شما را گروهى جاهل مى‌بینم.»///هود در جواب گفت: علمش نزد خداست و من آنچه را که بر آن رسالت داشتم به شما ابلاغ کردم و لیکن شما را بسیار مردم نادانی می‌بینم.///گفت همانا علم نزد خداوند است، و من رسالتم را به شما می‌رسانم، ولی شما را قومی می‌بینم که نادانی می‌کنید///گفت: «علم (آن) تنها نزد خداست (و او می‌داند چه زمانی شما را مجازات کند)؛ من آنچه را به آن فرستاده شده‌ام به شما می‌رسانم، (وظیفه من همین است!) ولی شما را قومی می‌بینیم که پیوسته در نادانی هستید!»///گفت جز این نیست که دانش نزد خدا است و می‌رسانم به شما آنچه فرستاده شدم بدان و لیکن بینم شما را گروهی نادانان‌///گفت: «تمامی علم تنها نزد خداست و آنچه را بدان فرستاده شده‌ام به شما به‌درستی می‌رسانم. ولی من شما را گروهی می‌بینم که نادانی می‌کنید.» quran_en_fa Then, when they saw the (Penalty in the shape of) a cloud traversing the sky, coming to meet their valleys, they said, "This cloud will give us rain!" "Nay, it is the (Calamity) ye were asking to be hastened!- A wind wherein is a Grievous Penalty! پس هنگامی که عذاب را [در پهنه فضا] به صورت ابری گسترده دیدند که به سوی دره‌ها و آبگیرهایشان روی آورده، گفتند: این ابری باران زا برای ماست. [هود گفت: نه] بلکه این همان چیزی است که آن را به شتاب خواستید، بادی است که در آن عذابی دردناک است؛///پس هنگامی که عذاب را [در پهنه فضا] به صورت ابری گسترده دیدند که به سوی دره‌ها و آبگیرهایشان روی آورده، گفتند: این ابری باران زا برای ماست. [هود گفت: نه] بلکه این همان چیزی است که آن را به شتاب خواستید، بادی است که در آن عذابی دردناک است؛///چون ابرى دیدند که از جانب رودخانه‌هاشان مى‌آید، گفتند: این ابرى باران‌زاست. نه، این همان چیزى است که آن را به شتاب مى‌طلبیدید. باد است و در آن باد عذابى دردآور،///پس چون آن [عذاب‌] را دیدند که به صورت ابرى به طرف وادى‌هایشان روى آورده، گفتند: این ابرى است که بر ما خواهد بارید. [گفته شد: نه،] بلکه این همان چیزى است که شتاب در آن را مى‌خواستید تندبادى است که در آن عذابى دردناک است///پس چون آن [عذاب‌] را [به صورت‌] ابرى روى‌آورنده به سوى وادیهاى خود دیدند، گفتند: «این ابرى است که بارش‌دهنده ماست.» [هود گفت: «نه،] بلکه همان چیزى است که به شتاب خواستارش بودید: بادى است که در آن عذابى پر درد [نهفته‌] است.///پس چون آن توده‌ى ابر را دیدند که به سمت سرزمینشان روى آورده است، گفتند: «این ابری باران زاست!» [هود گفت:] «بلکه آن عذابى است که با شتاب خواستارش بودید. بادى که در آن عذابى دردناک نهفته است.///پس چون آن عذاب را به شکل ابری دیدند که بر رودخانه‌هاشان روی آورد گفتند: این ابری است که بر ما باران می‌بارد. (هود به آنها گفت: چنین نیست) بلکه اثر عذابی است که به تعجیل درخواستید، این باد سختی است که در آن عذابی دردناک است.///آنگاه چون آن [عذاب‌] را به هیئت ابری دیدند که رو به [دشت و] دره‌هایشان نهاده بود، گفتند این ابری است بارنده بر ما، نه بلکه آن چیزی است که به شتابش می‌خواستید، بادی است که در آن عذابی دردناک است‌///هنگامی که آن (عذاب الهی) را بصورت ابر گسترده‌ای دیدند که بسوی دره‌ها و آبگیرهای آنان در حرکت است (خوشحال شدند) گفتند: «این ابری است که بر ما می‌بارد!» (ولی به آنها گفته شد:) این همان چیزی است که برای آمدنش شتاب می‌کردید، تندبادی است (وحشتناک) که عذاب دردناکی در آن است!///تا گاهی که نگریستندش ابری روی‌آرنده بسوی دره‌هاشان گفتند این است ابری بارنده بر ما بلکه آن است آنچه شتاب می‌خواستید بدان بادی است در آن عذابی دردناک‌///پس هنگامی که آن (عذاب) را (به صورت) نمادین (چون) ابری سوی وادی‌های خود دیدند، گفتند: «این ابری نمادین است که برای ما باران‌آور است. ‌» (هود گفت:) «بلکه آن چیزی است که بدان بسی شتاب می‌کردید. (این ابرنما) بادی است که در آن عذابی پر درد است.» quran_en_fa "Everything will it destroy by the command of its Lord!" Then by the morning they - nothing was to be seen but (the ruins of) their houses! thus do We recompense those given to sin! [چنان بادی است که] همه چیز را به فرمان پروردگارش در هم می‌کوبد و نابود می‌کند. پس آنان [به سبب آن عذاب] چنان شدند که جز خانه هایشان دیده نمی‌شد. این گونه مردم گناهکار را کیفر می‌دهیم.///[چنان بادی است که] همه چیز را به فرمان پروردگارش در هم می‌کوبد و نابود می‌کند. پس آنان [به سبب آن عذاب] چنان شدند که جز خانه هایشان دیده نمی‌شد. این گونه مردم گناهکار را کیفر می‌دهیم.///به فرمان پروردگارش همه چیز را هلاک مى‌کند. چنان شدند که اکنون جز خانه‌هاشان را نبینى. و ما مجرمان را این سان پاداش مى‌دهیم.///همه چیز را به فرمان پروردگارش ریشه کن مى‌کند. پس چنان شدند که چیزى جز خانه‌هایشان دیده نمى‌شد. [آرى‌]، این چنین مردم مجرم را سزا مى‌دهیم///همه چیز را به دستور پروردگارش بنیان‌کن مى‌کند.» پس چنان شدند که جز سراهایشان دیده نمى‌شد. این چنین گروه بدکاران را سزا مى‌دهیم.///[آن باد] به فرمان پروردگارش همه چیز را در هم مى‌کوبد.» پس چنان شدند که چیزى جز خانه‌هایشان دیده نمى‌شد. ما این گونه، تبهکاران را کیفر مى‌دهیم.///این بادی است که هر چیزی را به امر خدای خود نابود و هلاک می‌سازد. پس شبی صبح کردند که جز خانه‌های ویران آنها دیده نمی‌شد (و اثری از آنان نماند). بلی ما بدین گونه قوم بدکار را کیفر می‌دهیم.///که به فرمان پروردگارش همه چیز را نابود می‌کند، و چنان شدند که چیزی جز خانه‌هایشان دیده نمی‌شد، بدین‌سان قوم گناهکاران را کیفر می‌دهیم‌///همه چیز را بفرمان پروردگارش در هم میکوبد و نابود میکند (آری) آنها صبح کردند در حالی که چیزی جز خانه‌هایشان به چشم نمی‌خورد؛ ما این‌گونه گروه مجرمان را کیفر می‌دهیم!///سرنگون سازد هر چیز را به فرمان پروردگار خویش پس بامداد کردند دیده نمی‌شد جز نشیمنهای آنان بدینگونه پاداش دهیم به گروه گنهکاران‌///«همه چیز را به دستور پروردگارش از بنیان بر می‌کند.» پس چنان شدند که جز جایگاه‌هاشان دیده نمی‌شد. این چنین گروه مجرمان را سزا می‌دهیم. quran_en_fa And We had firmly established them in a (prosperity and) power which We have not given to you (ye Quraish!) and We had endowed them with (faculties of) hearing, seeing, heart and intellect: but of no profit to them were their (faculties of) hearing, sight, and heart and intellect, when they went on rejecting the Signs of Allah; and they were (completely) encircled by that which they used to mock at! همانا ما به آنان در اموری قدرت و تمکن داده بودیم که شما را در آن امور چنان قدرت و نیرویی نداده‌ایم، و برای آنان گوش و چشم و دل قرار داده بودیم، ولی گوش و چشم و دلشان چیزی از عذاب را از آنان برطرف نکرد؛ زیرا همواره [با داشتن آن ابزار تشخیص] آیات ما را انکار می‌کردند، و سرانجام عذابی که همواره آن را مسخره می‌کردند، آنان را احاطه کرد.///همانا ما به آنان در اموری قدرت و تمکن داده بودیم که شما را در آن امور چنان قدرت و نیرویی نداده‌ایم، و برای آنان گوش و چشم و دل قرار داده بودیم، ولی گوش و چشم و دلشان چیزی از عذاب را از آنان برطرف نکرد؛ زیرا همواره [با داشتن آن ابزار تشخیص] آیات ما را انکار می‌کردند، و سرانجام عذابی که همواره آن را مسخره می‌کردند، آنان را احاطه کرد.///به آنها چنان مکانتى داده بودیم که به شما نداده‌ایم. برایشان گوش و چشم و دل قرار دادیم. ولى گوش و چشم و دلشان به حالشان هیچ سود نکرد، زیرا آیات خدا را انکار مى‌کردند تا آنچه به مسخره‌اش مى‌گرفتند آنها را فروگرفت.///و البته به آنها در چیزهایى قدرت و تمکن داده بودیم که شما را در آن تمکن نداده‌ایم، و براى آنان شنوایى و دیده‌ها و دل‌هایى [نیرومندتر از شما] قرار داده بودیم، ولى چون آیات الهى را انکار کردند، نه شنوایى‌شان و نه دیدگانشان و نه دل‌هایشان به هیچ وجه ب///و به راستى در چیزهایى به آنان امکانات داده بودیم که به شما در آنها [چنان‌] امکاناتى نداده‌ایم، و براى آنان گوش و دیده‌ها و دلهایى [نیرومندتر از شما] قرار داده بودیم، و [لى‌] چون به نشانه‌هاى خدا انکار ورزیدند [نه‌] گوششان و نه دیدگانشان و نه دلهایشان، به هیچ وجه به دردشان نخورد، و آنچه ریشخندش مى‌کردند به سرشان آمد.///و همانا به قوم عاد چنان امکاناتى دادیم که به شما [اهل مکه] ندادیم و به آنان گوش و چشم و دل دادیم؛ ولى گوش و چشم و دل آنان به حالشان سودى نبخشید، زیرا پیوسته آیات خدا را انکار مى‌کردند و [سرانجام] عذابى که آن را به مسخره مى‌گرفتند، آنان را فراگرفت.///و به آن قوم عاد تمکین و قوتی دادیم که شما امت را چنان نیروی بدنی ندادیم و با آنکه بر آنها گوش و چشم و قلب مدرک قرار دادیم (تا با قوای ادراکی خداشناس شوند) هیچ این قوای مدرکه آنها را از عذاب نرهانید بدین جهت که آیات خدا را انکار می‌کردند، و آن عذابی که بدان استهزا می‌کردند به آنها فرا رسید.///و به راستی به آنان در چیزهایی تمکن داده بودیم که شما را آن تمکن نداده بودیم، و برای آنان گوشها و چشمها و دلها آفریده بودیم، اما گوشها و چشمها و دلهایشان سودی به حالشان نداد، چرا که آیات الهی را انکار می‌کردند و آنچه ریشخندش می‌کردند، ایشان را فروگرفت‌///ما به آنها [= قوم عاد] قدرتی دادیم که به شما ندادیم، و برای آنان گوش و چشم و دل قرار دادیم؛ (اما به هنگام نزول عذاب) نه گوشها و چشمها و نه عقلهایشان برای آنان هیچ سودی نداشت، چرا که آیات خدا را انکار می‌کردند؛ و سرانجام آنچه را استهزا می‌کردند بر آنها وارد شد!///و هر آینه فرمانرواشان ساختیم در آنچه فرمانروا نساختیم شما را در آن و قرار دادیم برای ایشان گوشی و دیدگانی و دلهائی پس بی‌نیاز نکرد از ایشان گوششان و نه دیدگانشان و نه دلهاشان چیزی را گاهی که بودند برابری (پایمال) کردند آیتهای خدا را و فرود آمد بدیشان آنچه بودند بدان مسخره می‌کردند///و به‌راستی همچنان در چیزی به آنان امکان دادیم، که به شما در آن (چنان) امکانی ندادیم و برای آنان گوش‌ها و دیده‌ها و دل‌هایی شعله‌‌ور [: نیرومندتر از شما] قرار دادیم و چون به نشانه‌های خدا انکار می‌ورزیدند، نه گوش‌هاشان و نه دیدگانشان و نه دل‌های شعله‌ورشان به هیچ وجه از چیزی بی‌نیازشان نکرد و آنچه بدان ریشخندش می‌کردند آنان را فراگرفت. quran_en_fa We destroyed aforetime populations round about you; and We have shown the Signs in various ways, that they may turn (to Us). و به راستی ما [اهل] آبادی هایی را که پیرامون شما [اهل مکه] بودند [به کیفر طغیانشان] هلاک کردیم و آیات خود را به صورت‌های گوناگون [برای آنان] بیان داشتیم، باشد که برگردند.///و به راستی ما [اهل] آبادی هایی را که پیرامون شما [اهل مکه] بودند [به کیفر طغیانشان] هلاک کردیم و آیات خود را به صورت‌های گوناگون [برای آنان] بیان داشتیم، باشد که برگردند.///ما همه قریه‌هایى را که اطراف شما بوده‌اند هلاک کرده‌ایم و آیات را گونه‌گون بیان کردیم، باشد که بازگردند.///و بى‌گمان، شهرهایى را که پیرامون شما بود هلاک کردیم و آیات خود را [به صورت‌هاى‌] گوناگون بیان داشتیم به امید آن که برگردند///و بى‌گمان، همه شهرهاى پیرامون شما را هلاک کرده و آیات خود را گونه‌گون بیان داشته‌ایم، امید که آنان بازگردند.///و بی‌گمان آبادى‌هایى را که در اطراف شما [اهل مکه] بود، نابود کردیم و [پیش از آن] آیات خود را به صورت‌هاى گوناگون [براى آنان] بیان کردیم تا شاید بازگردند.///و ما چه بسیار اهل شهر و دیار را که در اطراف شما بودند (به کیفر کفر) همه را هلاک کردیم و آیات (عبرت برای مردم) را به گونه‌های مختلف بیان داشتیم تا مگر (از کفر و گناه به درگاه خدا) باز گردند.///و به راستی چه بسیار از شهرهایی را که پیرامونتان بود، نابود کردیم و آیات [خود] را گونه‌گون بیان کردیم، باشد که بازآیند///ما آبادیهایی را که پیرامون شما بودند نابود ساختیم، و آیات خود را بصورتهای گوناگون (برای مردم آنها) بیان کردیم شاید بازگردند!///و همانا نابود ساختیم آنچه پیرامون شما است از شهرها و گردانیدیم (زیر و رو کردیم) آیتها را باشد آنان بازگردند///و بی‌گمان، گروه‌هایی (در) پیرامونتان را بی‌چون هلاک کردیم، و آیات خود را (برایشان) گونه‌گون بیان داشتیم، شاید آنان (از بیراهه‌شان به راه خدا) بازگردند. quran_en_fa Why then was no help forthcoming to them from those whom they worshipped as gods, besides Allah, as a means of access (to Allah)? Nay, they left them in the lurch: but that was their falsehood and their invention. پس چرا معبودانی که به جای خدا انتخاب کردند به گمان اینکه آنان را به خدا نزدیک کند، آنان را [هنگام نزول عذاب] یاری نکردند بلکه [گم شده] از دستشان رفتند، و این بود [سرانجام و نتیجه] دروغشان و آنچه را همواره افترا می‌زدند.///پس چرا معبودانی که به جای خدا انتخاب کردند به گمان اینکه آنان را به خدا نزدیک کند، آنان را [هنگام نزول عذاب] یاری نکردند بلکه [گم شده] از دستشان رفتند، و این بود [سرانجام و نتیجه] دروغشان و آنچه را همواره افترا می‌زدند.///از چه روى آن خدایانى که سواى الله براى تقرب، به خدایى گرفته بودند یاریشان نکردند، بلکه از نظرشان گم شدند؟ این است دروغ و افترایشان.///پس چرا کسانى را که جز خدا براى تقرب، به خدایى گرفته بودند یاریشان نکردند، بلکه از نظرشان ناپدید شدند؟ و این بود [نتیجه‌ى‌] دروغ آنها و آنچه افترا مى‌بستند///پس چرا آن کسانى را که غیر از خدا، به منزله معبودانى، براى تقرب [به خدا] اختیار کرده بودند، آنان را یارى نکردند بلکه از دستشان دادند؟ و این بود دروغ آنان و آنچه برمى‌بافتند.///پس چرا معبودانى که به جاى خداوند برگزیده بودند، به گمان این که آنان را به خدا نزدیک کند، آنان را یارى نکردند؟ بلکه [همه] گم شدند و از نزد آنان دور گشتند و این بود [سرانجام] دروغ و انحراف آنان و آنچه برمى‌بافتند.///پس چرا جز خدا معبودانی که به آنها تقرب می‌جستند هیچ آنها را یاری نکردند؟ بلکه از نظرشان محو و نابود شدند؟ و این خدایی آن بتها سخنان بی حقیقت و دروغی بود که خود می‌بافتند.///پس چرا کسانی که به جای خداوند به پرستششان گرفته بودند، که مایه تقربشان شود، یعنی آن خدایان یاریشان ندادند؟ بلکه از دید آنان گم و گور شدند، و این است افترای ایشان و آنچه بر می‌ساختند///پس چرا معبودانی را که غیر از خدا برگزیدند -به گمان اینکه به خدا نزدیکشان سازد- آنها را یاری نکردند؟! بلکه از میانشان گم شدند! این بود نتیجه دروغ آنها و آنچه افترا می‌بستند!///پس چرا یاریشان نکردند آنان که برگرفتند جز خدا برای نزدیک شدن به خدا خدایانی بلکه گم شدند از ایشان و این است دروغ ایشان (تهمت ایشان) و آنچه بودند دروغ می‌آوردند///پس چرا کسانی را که فروتر از خدا را، به منزله‌ی معبودانی، برای تقرب (به خدا) اختیار کرده بودند، آنان را یاری نکردند، بلکه از آنان پنهان شدند؟ و این بود دروغشان و آنچه به گزاف برمی‌بافته‌اند. quran_en_fa Behold, We turned towards thee a company of Jinns (quietly) listening to the Qur'an: when they stood in the presence thereof, they said, "Listen in silence!" When the (reading) was finished, they returned to their people, to warn (them of their sins). و [یاد کن] هنگامی که گروهی از جن را به سوی تو متوجه کردیم که قرآن را بشنوند، پس وقتی که نزد قرائت آن حاضر شدند، گفتند: [برای شنیدن قرآن] خاموش باشید. پس چون قرائت پایان یافت به سوی قومشان در حالی که گفتند: بیم دهنده بودند، بازگشتند. شنیدیم که///و [یاد کن] هنگامی که گروهی از جن را به سوی تو متوجه کردیم که قرآن را بشنوند، پس وقتی که نزد قرائت آن حاضر شدند، گفتند: [برای شنیدن قرآن] خاموش باشید. پس چون قرائت پایان یافت به سوی قومشان در حالی که گفتند: بیم دهنده بودند، بازگشتند. شنیدیم که///و گروهى از جن را نزد تو روانه کردیم تا قرآن را بشنوند. چون به حضرتش رسیدند گفتند: گوش فرادهید. چون به پایان آمد، همانند بیم‌دهندگانى نزد قوم خود بازگشتند.///و چون تنى چند از جنیان را به سوى تو روانه کردیم که قرآن را مى‌شنیدند پس وقتى بر آن حضور یافتند، [به یکدیگر] گفتند: ساکت باشید و بشنوید و چون به پایان رسید، براى هشدار به سوى قوم خود بازگشتند///و چون تنى چند از جن را به سوى تو روانه کردیم که قرآن را بشنوند؛ پس چون بر آن حاضر شدند [به یکدیگر] گفتند: «گوش فرا دهید.» و چون به انجام رسید، هشداردهنده به سوى قوم خود بازگشتند.///و آن‌گاه که گروهى از جن را به سوى تو روانه ساختیم تا قرآن را بشنوند، پس چون نزد آن حاضر شدند، گفتند: «خاموش باشید! [و گوش فرادهید.]» پس چون [شنیدن آیات] به انجام رسید، به سوى قوم خود بازگشتند تا آنان را هشدار دهند.///و (یاد آر) وقتی که ما تنی چند از جنیان را متوجه تو گردانیدیم که استماع آیات قرآن کنند، چون نزد رسول رسیدند با هم گفتند: گوش فرا دهید. چون قرائت تمام شد به سوی قومشان برای هشدار (و تبلیغ و هدایت) باز گردیدند.///و چنین بود که گروهی از جن را متوجه تو ساختیم که به قرآن گوش سپارند، و چون نزد او حضور یافتند گفتند خاموش باشید [و گوش دهید]، و چون سپری شد، هشدارگر به سوی قومشان بازگشتند///(به یاد آور) هنگامی که گروهی از جن را به سوی تو متوجه ساختیم که قرآن را بشنوند؛ وقتی حضور یافتند به یکدیگر گفتند: «خاموش باشید و بشنوید!» و هنگامی که پایان گرفت، به سوی قوم خود بازگشتند و آنها را بیم دادند!///و گاهی که روی‌آور ساختیم بسویت تنی چند از پریان که قرآن را شنوند پس هنگامی که نزدش آمدند (حضورش را دریافتند) گفتند خموش باشید تا گاهی که پایان یافت بازگشتند بسوی قوم خویش بیم‌دهندگان‌///و چون تنی چند از جنیان را سوی تو روانه کردیم، حال آنکه قرآن را به‌خوبی می‌شنوند؛ پس هنگامی که به محضرش رسیدند (به یکدیگر) گفتند: «(خودتان و دیگران را) ساکت کنید.» و چون به انجام رسید، هشداردهندگان سوی قوم خود بازگشتند. quran_en_fa They said, "O our people! We have heard a Book revealed after Moses, confirming what came before it: it guides (men) to the Truth and to a Straight Path. ای قوم ما! به راستی ما کتابی را شنیدیم که پس از موسی نازل شده است، تصدیق کننده همه کتاب‌های پیش از خود است، به سوی حق و به سوی راه راست هدایت می‌کند.///ای قوم ما! به راستی ما کتابی را شنیدیم که پس از موسی نازل شده است، تصدیق کننده همه کتاب‌های پیش از خود است، به سوی حق و به سوی راه راست هدایت می‌کند.///گفتند: اى قوم ما، ما کتابى شنیدیم که بعد از موسى نازل شده، کتابهاى پیشین را تصدیق مى‌کند و به حق و راه راست راه مى‌نماید.///گفتند: اى قوم ما! ما کتابى را شنیدیم که بعد از موسى نازل شده و [کتاب‌هاى‌] پیش از خود را تصدیق مى‌کند و به سوى حق و به راهى راست هدایت مى‌کند///گفتند: «اى قوم ما، ما کتابى را شنیدیم که بعد از موسى نازل شده [و] تصدیق‌کننده [کتابهاى‌] پیش از خود است، و به سوى حق و به سوى راهى راست راهبرى مى‌کند.///گفتند: «اى قوم ما! ما [آیات] کتابى را شنیدیم که بعد از موسى نازل شده و کتاب‌هاى پیش از خود را تصدیق و به سوى حق و راه راست هدایت مى‌کند.///گفتند: ای طایفه ما، ما (آیات) کتابی را شنیدیم که پس از موسی نازل شده در حالی که کتب آسمانی تورات و انجیل را که در مقابل او بود به راستی تصدیق می‌کرد و (خلق را) به سوی حق و طریق راست هدایت می‌فرمود.///گفتند ای هم قومان ما، [آیات‌] کتابی را شنیدیم که پس از موسی فروفرستاده شده، [و] همخوان [کتابهای‌] پیشاپیش خویش است، و به حق و راهی راست رهنمون است‌///گفتند: «ای قوم ما! ما کتابی را شنیدیم که بعد از موسی نازل شده، هماهنگ با نشانه‌های کتابهای پیش از آن، که به سوی حق و راه راست هدایت می‌کند.///گفتند ای قوم ما همانا شنیدیم کتابی را فرستاده شده بود پس از موسی تصدیق‌کننده آنچه پیش روی آن است رهبری کند بسوی حق و بسوی راهی راست‌///گفتند: «ای قوم ما! همانا ما کتابی را شنیدیم. که بعد از موسی نازل شده، حال آنکه تصدیق‌کننده‌ی کتاب‌هایی برابر اوست و سوی حق و سوی راهی راست راهبری می‌کند.» quran_en_fa "O our people, hearken to the one who invites (you) to Allah, and believe in him: He will forgive you your faults, and deliver you from a Penalty Grievous. ای قوم ما! دعوت کننده [به سوی] خدا [پیامبر اسلام] را اجابت کنید و به او ایمان آورید تا خدا برخی از گناهانتان را بیامرزد و از عذابی دردناک پناهتان دهد؛///ای قوم ما! دعوت کننده [به سوی] خدا [پیامبر اسلام] را اجابت کنید و به او ایمان آورید تا خدا برخی از گناهانتان را بیامرزد و از عذابی دردناک پناهتان دهد؛///اى قوم ما، این دعوت‌کننده به خدا را پاسخ گویید و به او ایمان بیاورید تا خدا گناهانتان را بیامرزد و شما را از عذابى دردآور در امان دارد.///اى قوم ما! دعوت کننده‌ى الهى را اجابت کنید و به او ایمان آورید تا [خدا] از گناهانتان بگذرد و شما را از عذابى دردناک پناه دهد///اى قوم ما، دعوت‌کننده خدا را پاسخ [مثبت‌] دهید و به او ایمان آورید تا [خدا] برخى از گناهانتان را بر شما ببخشاید و از عذابى پر درد پناهتان دهد.///اى قوم ما! دعوت‌گر الهى را اجابت کنید و به او ایمان بیاورید تا [خداوند] پاره‌ای از گناهانتان را بر شما ببخشاید و از عذابی دردناک امانتان دهد.///ای طایفه ما، شما هم داعی حق (محمد مصطفی ص) را اجابت کنید و به او ایمان آرید تا خدا از گناهانتان در گذرد و شما را از عذاب دردناک قیامت نگاه دارد.///ای هم قومان ما دعوتگر الهی را بپذیرید و به او ایمان آورید، تا از گناهانتان درگذرد و شما را از عذابی دردناک در امان دارد///ای قوم ما! دعوت کننده الهی را اجابت کنید و به او ایمان آورید تا گناهانتان را ببخشد و شما را از عذابی دردناک پناه دهد!///ای قوم ما بپذیرید دعوت‌کننده خدا را و ایمان آرید بدو بیامرزد برای شما از گناهان شما و پناه دهد شما را از عذابی دردناک‌///«ای قوم ما! دعوت‌کننده‌ی (سوی) خدا را اجابت کنید و به او ایمان آرید، تا خدا برخی از گناهان دنباله‌دارتان را برایتان بپوشاند و از عذابی پر درد پناهتان دهد.» quran_en_fa "If any does not hearken to the one who invites (us) to Allah, he cannot frustrate (Allah's Plan) on earth, and no protectors can he have besides Allah: such men (wander) in manifest error." و آنان که دعوت کننده خدا را اجابت نکنند نمی‌توانند [خدا را] در زمین عاجز کنند [تا از دسترس قدرت او بیرون روند] و آنان را در برابر خدا یاورانی نیست [که عذاب را از آنان دفع کند]، اینان در گمراهی آشکاری هستند.///و آنان که دعوت کننده خدا را اجابت نکنند نمی‌توانند [خدا را] در زمین عاجز کنند [تا از دسترس قدرت او بیرون روند] و آنان را در برابر خدا یاورانی نیست [که عذاب را از آنان دفع کند]، اینان در گمراهی آشکاری هستند.///و هر کس که به این دعوت‌کننده جواب نگوید نمى‌تواند در روى زمین از خداى بگریزد و او را جز خدا هیچ یاورى نیست و در گمراهى آشکارى است.///و هر که دعوت کننده‌ى الهى را اجابت نکند، عاجز کننده‌ى خدا در زمین نیست و در برابر او هیچ دوست و حمایتگرى نخواهد داشت [و] آنها در گمراهى آشکارند///و کسى که دعوت‌کننده خدا را اجابت نکند، در زمین درمانده‌کننده [خدا] نیست و در برابر او دوستانى ندارد. آنان در گمراهى آشکارى‌اند.///و هر که دعوت‌گر الهى را پاسخ نگوید، پس نمى‌تواند [خدا را] در زمین درمانده کند [و از گستره‌ی قدرت او بیرون رود] و جز خداوند هیچ‌گونه یاورى نخواهد داشت. چنین کسانى در گمراهى آشکارند.»///و هر که داعی حق را اجابت نکند در زمین مفر و پناهی از قهر خدا نتواند یافت و جز او هیچ یار و یاوری نخواهد داشت و چنین کسان در ضلالت و گمراهی آشکار هستند.///و هر کس دعوتگر الهی را نپذیرد، بداند که در [این سر] زمین گزیر و گریزی ندارد، و در برابر او سرورانی ندارد، اینانند که در گمراهی آشکارند///و هر کس به دعوت کننده الهی پاسخ نگوید، هرگز نمی‌تواند از چنگال عذاب الهی در زمین فرار کند، و غیر از خدا یار و یاوری برای او نیست؛ چنین کسانی در گمراهی آشکارند!»///و آنکه اجابت نکند دعوت خدا را پس نیست عاجزکننده در زمین و نیستش جز او دوستانی آنانند در گمراهی آشکار///«و هر کس دعوت‌کننده‌ی سوی خدا را اجابت نکند، در زمین درمانده‌کننده‌ی (خدا و خداییان) نیست و پس از او اولیایی ندارد. اینان در گمراهی آشکارگرند.» quran_en_fa See they not that Allah, Who created the heavens and the earth, and never wearied with their creation, is able to give life to the dead? Yea, verily He has power over all things. آیا ندانسته‌اند خدایی که آسمان‌ها و زمین را آفرید و از آفرینش آنها درمانده و خسته نشد، قدرت دارد که مردگان را زنده کند؟ آری، او بر هر کاری تواناست؛///آیا ندانسته‌اند خدایی که آسمان‌ها و زمین را آفرید و از آفرینش آنها درمانده و خسته نشد، قدرت دارد که مردگان را زنده کند؟ آری، او بر هر کاری تواناست؛///آیا نمى‌بینند که خداى یکتاست آن که آسمانها و زمین را بیافرید و در آفریدن آنها در نماند. او مى‌تواند مردگان را زنده کند. بلى او بر هر کارى تواناست.///آیا ندیدند آن خدایى که آسمان‌ها و زمین را آفرید و در آفریدن آنها درمانده نشد، قادر است مردگان را زنده کند؟ آرى! او بر هر کارى تواناست///مگر ندانسته‌اند که آن خدایى که آسمانها و زمین را آفریده و در آفریدن آنها درمانده نگردید؛ مى‌تواند مردگان را [نیز] زنده کند؟ آرى، اوست که بر همه چیز تواناست.///آیا درنیافته‌اند خدایى که آسمان‌ها و زمین را آفریده و در آفرینش آنها درنمانده است، مى‌تواند مردگان را زنده کند، آرى، او بر هر کارى بسیار تواناست.///آیا کافران ندیدند خدایی که آسمانها و زمین را آفرید و هیچ از آفرینش آنها فرو نماند البته هم او قادر بر آن است که مردگان را باز زنده کند؟ آری البته او بر هر چیز قادر است.///آیا نیندیشیده‌اند که خداوندی که آسمانها و زمین را آفریده است، و در آفرینش آنها در نمانده است، توانای آن است که مردگان را زنده بدارد، آری او بر هر کاری تواناست‌///آیا آنها نمی‌دانند خداوندی که آسمانها و زمین را آفریده و از آفرینش آنها ناتوان نشده است، می‌تواند مردگان را زنده کند؟! آری او بر هر چیز تواناست!///آیا ندیدند آنکه خداوندی که آفرید آسمانها و زمین را و خسته نگردید از آفریدن آنها توانا است که زنده کند مردگان را بلی همانا او است بر همه چیز توانا///آیا و ندانستند آن خدایی که آسمان‌ها و زمین را آفرید -حال آنکه در آفریدن آنها درمانده نگردید- می‌تواند مردگان را (نیز) زنده کند؟ آری، همواره اوست که بر همه چیزی بسیار تواناست. quran_en_fa And on the Day that the Unbelievers will be placed before the Fire, (they will be asked,) "Is this not the Truth?" they will say, "Yea, by our Lord!" (One will say:) "Then taste ye the Penalty, for that ye were wont to deny (Truth)!" و روزی که کافران را بر آتش عرضه می‌کنند [از آنان می‌پرسند:] آیا این حق نیست؟ می‌گویند: آری! سوگند به پروردگارمان حق است، [پرسش کننده] می‌گوید: پس این عذاب را برای آنکه همواره کفر می‌ورزیدید، بچشید.///و روزی که کافران را بر آتش عرضه می‌کنند [از آنان می‌پرسند:] آیا این حق نیست؟ می‌گویند: آری! سوگند به پروردگارمان حق است، [پرسش کننده] می‌گوید: پس این عذاب را برای آنکه همواره کفر می‌ورزیدید، بچشید.///روزى که کافران به آتش عرضه شوند: آیا این حقیقت نیست؟ گویند: بلى، به پروردگارمان سوگند. گوید: به خاطر کفرى که مى‌ورزیده‌اید، اینک عذاب را بچشید.///و روزى که کافران بر آتش عرضه شوند [منادى گوید:] آیا این [آتش‌] حق نیست؟ گویند: چرا، به پروردگارمان سوگند [که حق است‌]. گوید: پس به سزاى این که انکار مى‌کردید عذاب را بچشید///و روزى که کافران بر آتش عرضه مى‌شوند [از آنان مى‌پرسند:] «آیا این راست نیست؟» مى‌گویند: «سوگند به پروردگارمان که آرى.» مى‌فرماید: «پس به [سزاى‌] آنکه انکار مى‌کردید عذاب را بچشید.»///و روزى که کافران بر آتش عرضه شوند، [به آنان گفته می‌شود:] «آیا این حق نیست؟» می‌گویند: «به پروردگارمان سوگند که چنین است!» [خداوند] می‌فرماید: «پس به خاطر کفرتان، عذاب را بچشید.»///و روزی که کافران را بر آتش دوزخ عرضه کنند (به آنها گویند) آیا این وعده دوزخ حقیقت نبود؟ گویند: بلی به پروردگارمان سوگند که حق بود. خدا گوید: پس امروز به کیفر کفرتان سختی عذاب دوزخ را بچشید.///و روزی که کافران را به نزدیک آتش [دوزخ‌] بدارند [و از ایشان بپرسند] آیا این [وعده‌] حق نیست؟ گویند چرا سوگند به پروردگارمان گوید پس عذاب را به خاطر آنکه [انکار و] کفرمی‌ورزیدید بچشید///روزی را به یاد آور که کافران را بر آتش عرضه می‌دارند (و به آنها گفته می‌شود:) آیا این حق نیست؟! می‌گویند: «آری، به پروردگارمان سوگند (که حق است)!» (در این هنگام خداوند) می‌گوید: «پس عذاب را بخاطر کفرتان بچشید!»///و روزی که عرضه شوند کافران بر آتش آیا نیست این حق گفتند بلی سوگند به پروردگار ما گفت پس بچشید عذاب را بدانچه بودید کفر می‌ورزیدید///و روزی که کافران بر آتش نمایش داده می‌شوند (از آنان پرسیده شود:) «آیا این حق نیست‌؟» گویند: «سوگند به پروردگارمان (که) آری! ‌» فرمود: «پس به (سزای) آنچه کفر می‌ورزیده‌اید عذاب را بچشید.» quran_en_fa Therefore patiently persevere, as did (all) messengers of inflexible purpose; and be in no haste about the (Unbelievers). On the Day that they see the (Punishment) promised them, (it will be) as if they had not tarried more than an hour in a single day. (Thine but) to proclaim the Message: but shall any be destroyed except those who transgress? پس صبر کن همان گونه که پیامبران اولوالعزم صبر کردند، و برای آنان در [نزول عذاب] شتاب مکن، روزی که آنان آنچه را که وعده داده می‌شوند ببینند، گویی فقط ساعتی از یک روز [در دنیا] درنگ داشتند؛ [این قرآن] ابلاغی است برای همه؛ پس آیا جز مردم نافرمان هلاک می‌شوند؟///پس صبر کن همان گونه که پیامبران اولوالعزم صبر کردند، و برای آنان در [نزول عذاب] شتاب مکن، روزی که آنان آنچه را که وعده داده می‌شوند ببینند، گویی فقط ساعتی از یک روز [در دنیا] درنگ داشتند؛ [این قرآن] ابلاغی است برای همه؛ پس آیا جز مردم نافرمان هلاک می‌شوند؟///پس پایدارى کن، همچنان که پیامبران اولوالعزم پایدارى کرده بودند. و در عقوبتشان شتاب مکن. آن روز که آن وعده‌اى را که به آنها داده شده بنگرند، پندارند که جز به قدر ساعتى از روز در گور درنگ نکرده‌اند. این تبلیغ رسالت است. آیا جز نافرمانان به هلاکت مى‌رسند؟///پس صبر کن همان‌گونه که پیامبران اولو العزم صبر کردند، و شتاب [در عقوبت‌] آنان مکن. روزى که آنچه را وعده داده مى‌شوند ببینند، [احساس مى‌کنند که‌] گویى جز ساعتى از یک روز [در دنیا] نبوده‌اند. [این‌] ابلاغى است. پس آیا جز مردم نافرمان هلاک مى‌شوند///پس همان گونه که پیامبران نستوه، صبر کردند، صبر کن، و براى آنان شتابزدگى به خرج مده. روزى که آنچه را وعده داده مى‌شوند بنگرند، گویى که آنان جز ساعتى از روز را [در دنیا] نمانده‌اند؛ [این‌] ابلاغى است. پس آیا جز مردم نافرمان هلاکت خواهند یافت؟///پس [اى پیامبر!] صبر کن، چنان که پیامبران اولوا العزم صبر کردند و براى [عذاب] آنان شتاب مکن! روزى که آنچه را وعده داده شده‌اند، بنگرند، گویى جز ساعتى از روز [در دنیا] نمانده‌اند. [این] ابلاغى است [براى همگان]، پس آیا جز گروه بدکار نابود مى‌شوند؟///(ای رسول ما) تو هم مانند پیغمبران اولوا العزم (در تبلیغ دین خدا و تحمل اذیت امت) صبور باش و بر امت به عذاب تعجیل مکن تا روزی که آنچه وعده داده شده به چشم ببینند آن روز پندارند که (در دنیا) به جز ساعتی از روز درنگ نداشتند. (این قرآن و آیات وعده و وعیدش) تبلیغ رسالت و اتمام حجتی است، پس آیا (به قیامت) جز مردم (شهوت پرست) فاسق هیچ کس هلاک خواهد شد؟///پس همان گونه که پیامبران نستوه، صبر کردند، صبر کن، و برای آنان [عذاب را] به شتاب مخواه زیرا روزی که آنچه وعده‌شان داده شده است، بنگرند، گویی جز ساعتی از یک روز به سر نبرده‌اند، [این‌] پیامی است، پس به نابودی کشانده نخواهند شد جز قوم نافرمانان‌///پس صبر کن آن‌گونه که پیامبران «اولو العزم» صبر کردند، و برای (عذاب) آنان شتاب مکن! هنگامی که وعده‌هایی را که به آنها داده می‌شود ببینند، احساس می‌کنند که گویی فقط ساعتی از یک روز (در دنیا) توقف داشتند؛ این ابلاغی است برای همگان؛ آیا جز قوم فاسق هلاک می‌شوند؟!///پس شکیبا شو چنانکه شکیبا شدند دارندگان عزم از پیمبران و شتاب نخواه برای ایشان گوئیا ایشان روزی که بنگرند آنچه را وعده داده شوند نمانده‌اند جز ساعتی از روز ابلاغی (رساندنی) است پس آیا نابود شوند جز گروه نافرمانان‌///پس چنان که پیامبران اولوالعزم صبر کردند، صبر کن و برای (عذاب) آنان [: کافران] شتابزده مباش. روزی که آنچه را وعده داده می‌شوند بنگرند، گویی آنان جز ساعتی از روز را (در گذشته) نمانده‌اند؛ (این خود) رسانه‌ای (بزرگ) است. پس آیا جز گروه نافرمانان هلاک می‌شوند؟ quran_en_fa Those who reject Allah and hinder (men) from the Path of Allah,- their deeds will Allah render astray (from their mark). آنان که کفر ورزیدند و [مردم را] از راه خدا باز داشتند خدا اعمالشان را باطل و تباهساخت؛///آنان که کفر ورزیدند و [مردم را] از راه خدا باز داشتند خدا اعمالشان را باطل و تباهساخت؛///خدا اعمال کسانى را که کافر شدند و مردم را از راه خدا باز داشتند باطل ساخته است.///کسانى که کافر شدند و از راه خدا بازداشتند، [خدا] اعمالشان را تباه کرد///کسانى که کفر ورزیدند و [مردم را] از راه خدا باز داشتند، [خدا] اعمال آنان را تباه خواهد کرد.///کسانى که کفر ورزیدند و [مردم را] از راه خدا بازداشتند، [خداوند] اعمالشان را تباه گردانید.///آنان که کافر شدند و راه دین خدا را (بر خلق) بستند خداوند اعمال آنها را تباه و باطل ساخت.///کسانی که کفرورزیدند و [مردمان را] از راه خدا بازداشتند، [خداوند] اعمالشان را تباه [و بی‌ارزش‌] کرد///کسانی که کافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند، (خداوند) اعمالشان را نابود می‌کند!///آنان که کفر ورزیدند و بازداشتند از راه خدا گمراه کرد کردار ایشان را///کسانی که کفر ورزیدند و (مردمان را) از راه خدا باز داشتند (خدا) اعمال آنان را (تباه و) گمراه کرد. quran_en_fa But those who believe and work deeds of righteousness, and believe in the (Revelation) sent down to Muhammad - for it is the Truth from their Lord,- He will remove from them their ills and improve their condition. و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند و به آنچه بر محمد نازل شده که از سوی پروردگارشان حق است گرویدند، خدا گناهانشان را از آنان محو کرد و حالشان را اصلاح نمود.///و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند و به آنچه بر محمد نازل شده که از سوی پروردگارشان حق است گرویدند، خدا گناهانشان را از آنان محو کرد و حالشان را اصلاح نمود.///خدا گناه کسانى را که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند و بدانچه بر محمد نازل شده -که آن حق است و از جانب پروردگارشان- ایمان آورده‌اند، از آنها زدود و کارهایشان را به صلاح آورد.///و آنان که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند و به آنچه بر محمد نازل شده- که آن حق و از جانب پروردگارشان است- ایمان آوردند، [خداوند] بدى‌هایشان را بزدود و کار و بارشان را سامان بخشید///و آنان که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند و به آنچه بر محمد [ص‌] نازل آمده گرویده‌اند - [که‌] آن خود حق [و] از جانب پروردگارشان است- [خدا نیز] بدیهایشان را زدود و حال [و روز] شان را بهبود بخشید.///و کسانى که ایمان آورده و کارهاى نیکو کرده‌اند و به آنچه بر محمد نازل شده، که حق است و از جانب پروردگارشان است، ایمان آورده‌اند، بدى‌هاى آنان را پوشاند و کارشان را به سامان رساند.///و آنان که گرویدند و نیکوکار شدند و به قرآنی که بر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد که البته بر حق و از جانب خدایشان بود ایمان آوردند خدا از گناهانشان درگذشت و امر (دنیا و دین) آنها را اصلاح فرمود.///و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند، و به آنچه بر محمد فروفرستاده شده -که حق است و از جانب پروردگارشانباور داشتند، گناهانشان را زدود و کار و بار ایشان به صلاح آورد///و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و به آنچه بر محمد (ص) نازل شده -و همه حق است و از سوی پروردگارشان- نیز ایمان آوردند، خداوند گناهانشان را می‌بخشد و کارشان را اصلاح می‌کند!///و آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند و ایمان آوردند بدانچه فرستاده شد بر محمد «ص» و آن است حق از پروردگارشان بسترد از ایشان بدیهای ایشان را و بساز آفریدگار بار ایشان را///و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردند و به آنچه تدریجا بر محمد (ص) فرود آمد گرویدند - حال آنکه آن (تمامی) حق از جانب پروردگارشان است- (خدا نیز) بدی‌های‌شان را زدود و (خاطره‌ی) مهمشان را اصلاح کرد. quran_en_fa This because those who reject Allah follow vanities, while those who believe follow the Truth from their Lord: Thus does Allah set forth for men their lessons by similitudes. این به سبب آن است که کافران از باطل پیروی کردند، و مؤمنان از حق که از سوی پروردگار آنان است، پیروی نمودند. این گونه خدا برای مردم اوصافشان را بیان می‌کند.///این به سبب آن است که کافران از باطل پیروی کردند، و مؤمنان از حق که از سوی پروردگار آنان است، پیروی نمودند. این گونه خدا برای مردم اوصافشان را بیان می‌کند.///و این بدان سبب است که کافران از باطل پیروى کردند و آنان که ایمان آوردند از حقى که از جانب پروردگارشان آمده بود، پیروى کردند. خدا براى مردم اینچنین مثل مى‌زند.///این بدان سبب است که آنها که کافر شدند، از باطل پیروى کردند، و کسانى که ایمان آوردند از حق که از جانب پروردگارشان است پیروى نمودند. بدین‌سان خداوند براى مردم وصف حالشان را بیان مى‌کند///این بدان سبب است که آنان که کفر ورزیدند، از باطل پیروى کردند، و کسانى که ایمان آوردند از همان حق -که از جانب پروردگارشان است- پیروى کردند. این گونه خدا براى [بیدارى‌] مردم مثالهایشان را مى‌زند.///این [دوگونه سرانجام]، به خاطر آن است که کسانى که کافر شدند، از باطل پیروى کردند و کسانى که ایمان آوردند، از همان حقى که از سوی پروردگارشان است، پیروى نمودند. این­گونه خدا براى مردم، مثال حالشان را بیان مى‌کند.///این (تباهی حال کافران و اصلاح مؤمنان) بدان سبب است که کافران پیرو (آراء و عقاید اهل) باطل گردیدند و اهل ایمان پیرو (قرآن) حق که از جانب خدایشان نازل گردید شدند. این گونه صریح خدا مثال حال مردم را بیان می‌کند.///این از آن است که کافران از باطل پیروی کرده‌اند، و [لی‌] مؤمنان از حق پیروی کرده‌اند که از جانب پروردگارشان است، بدین‌سان خداوند برای مردم مثلهایشان را می‌زند///این بخاطر آن است که کافران از باطل پیروی کردند، و مؤمنان از حقی که از سوی پروردگارشان بود تبعیت نمودند؛ این‌گونه خداوند برای مردم مثلهای (زندگی) آنان را بیان می‌کند!///این بدانست که آنان که کفر ورزیدند پیروی کردند باطل را و آنان که ایمان آوردند پیروی کردند حق را از پروردگارشان بدینسان زند خدا برای مردم مثلهای ایشان را///این بدین سبب است که آنان که کفر ورزیدند، بی‌گمان از باطل پیروی کردند. و کسانی که ایمان آوردند از (تمامی) حق - که از جانب پروردگارشان است - به‌راستی پیروی کردند. این‌گونه خدا برای (بیداری) مردمان مثال‌هایشان را می‌زند. quran_en_fa Therefore, when ye meet the Unbelievers (in fight), smite at their necks; At length, when ye have thoroughly subdued them, bind a bond firmly (on them): thereafter (is the time for) either generosity or ransom: Until the war lays down its burdens. Thus (are ye commanded): but if it had been Allah's Will, He could certainly have exacted retribution from them (Himself); but (He lets you fight) in order to test you, some with others. But those who are slain in the Way of Allah,- He will never let their deeds be lost. پس هنگامی که [در میدان جنگ] با کافران روبرو شدید، گردن هایشان را به شدت بزنید تا آن گاه که بسیاری از آنان را با سختی و غلظت از پای درآورید، در این هنگام [از دشمن اسیر بگیرید و] آنان را محکم ببندید، [پس از اسیر گرفتن] یا بر آنان منت نهید [و آزادشان کنید]، یا از آنان [در برابر آزاد کردنشان] فدیه و عوض بگیرید تا آنجا که جنگ بارهای سنگینش را بر زمین نهد. این است [فرمان خدا]؛ و اگر خدا می‌خواست [خود بدون فرمان جنگ] از آنان انتقام می‌گرفت [ولی به جنگ فرمان داد] تا برخی از شما را به وسیله برخی دیگر بیازماید، و کسانی که در راه خدا به شهادت رسیده‌اند، خدا هرگز اعمالشان را باطل و تباه نمی‌کند.///پس هنگامی که [در میدان جنگ] با کافران روبرو شدید، گردن هایشان را به شدت بزنید تا آن گاه که بسیاری از آنان را با سختی و غلظت از پای درآورید، در این هنگام [از دشمن اسیر بگیرید و] آنان را محکم ببندید، [پس از اسیر گرفتن] یا بر آنان منت نهید [و آزادشان کنید]، یا از آنان [در برابر آزاد کردنشان] فدیه و عوض بگیرید تا آنجا که جنگ بارهای سنگینش را بر زمین نهد. این است [فرمان خدا]؛ و اگر خدا می‌خواست [خود بدون فرمان جنگ] از آنان انتقام می‌گرفت [ولی به جنگ فرمان داد] تا برخی از شما را به وسیله برخی دیگر بیازماید، و کسانی که در راه خدا به شهادت رسیده‌اند، خدا هرگز اعمالشان را باطل و تباه نمی‌کند.///چون با کافران روبرو شدید، گردنشان را بزنید. و چون آنها را سخت فرو کوفتید، اسیرشان کنید و سخت ببندید. آنگاه یا به منت آزاد کنید یا به فدیه. تا آنگاه که جنگ به پایان آید. و این است حکم خدا. و اگر خدا مى‌خواست، از آنان انتقام مى‌گرفت، ولى خواست تا شما را به یکدیگر بیازماید. و آنان که در راه خدا کشته شده‌اند اعمالشان را باطل نمى‌کند.///پس چون با کافران روبه رو شدید [مهلت ندهید و] گردن‌ها را بزنید، تا چون آنها را از پاى در آوردید، بندها [ى اسیران‌] را محکم کنید، آن‌گاه یا به منت [آزادشان کنید] یا به فدیه، تا جنگ بارهایش را فرو نهد. این [فرمان خداست‌]، و اگر خدا مى‌خواست خود از ایشا///پس چون با کسانى که کفر ورزیده‌اند برخورد کنید، گردنها [یشان‌] را بزنید. تا چون آنان را [در کشتار] از پاى درآوردید، پس [اسیران را] استوار در بند کشید؛ سپس یا [بر آنان‌] منت نهید [و آزادشان کنید] و یا فدیه [و عوض از ایشان بگیرید]، تا در جنگ، اسلحه بر زمین گذاشته شود. این است [دستور خدا]؛ و اگر خدا مى‌خواست، از ایشان انتقام مى‌کشید، ولى [فرمان پیکار داد] تا برخى از شما را به وسیله برخى [دیگر] بیازماید، و کسانى که در راه خدا کشته شده‌اند، هرگز کارهایشان را ضایع نمى‌کند.///پس هرگاه [در میدان جنگ،] با کافران روبرو شدید، گردن‌هایشان را بزنید تا آن که آنان را از پا درآورید. [و چون به دست شما اسیر شوند،] پس آنان را سخت ببندید، [تا نگریزند.] سپس، یا بر آنان منت نهید [و آزادشان کنید،] و یا با گرفتن فدیه، رهایشان کنید تا هنگامی که جنگ، بارهای سنگین خود را بر زمین نهد. این است [فرمان خداوند] و اگر خداوند مى‌خواست، [با دیگر بلایا،] از آن کافران انتقام مى‌گرفت؛ ولى [فرمان جنگ داد] تا شما را با یکدیگر بیازماید و کسانى که در راه خدا کشته شدند، [خداوند] هرگز اعمالشان را از بین نمى‌برد.///شما مؤمنان چون (در میدان جنگ) با کافران رو به رو شوید باید (شجاعانه) آنها را گردن زنید تا آن گاه که از خونریزی بسیار دشمن را از پا در آوردید پس از آن، اسیران جنگ را محکم به بند کشید که بعدا یا بر آنها منت نهید (و آنها را آزاد گردانید) یا فدا گیرید تا در نتیجه جنگ سختیهای خود را فروگذارد. این حکم فعلی است، و اگر خدا بخواهد خود از کافران انتقام می‌کشد (و همه را بی زحمت جنگ شما هلاک می‌کند) و لیکن (با این جنگ کفر و ایمان) می‌خواهد شما را به یکدیگر امتحان کند، و آنان که در راه خدا کشته شدند خدا هرگز اعمالشان را ضایع نگرداند.///پس چون با کافران [حربی‌] رو به رو شوید، گردنهایشان را بزنید تا آنکه ایشان را به زانو در آورید [و در دست شما اسیر شوند] آنگاه بندهایشان را سخت استوار کنید، و پس از آن یا منت نهید [و رها کنید بدون فدیه‌] یا فدیه بستانید [و رها کنید]، تا اهل کارزار بارهای [سلاح‌] خود را فرو گذارد، چنین است [حکم الهی‌]، و اگر خداوند می‌خواست از ایشان انتقام می‌کشید، ولی [چنین کرد] تا بعضی از شما را به بعضی دیگر بیازماید، و کسانی که در راه خدا کشته شده‌اند، هرگز [خداوند] اعمالشان را تباه [و بی‌ارزش‌] نخواهد کرد///و هنگامی که با کافران (جنایت‌پیشه) در میدان جنگ روبه‌رو شدید گردنهایشان را بزنید، (و این کار را همچنان ادامه دهید) تا به اندازه کافی دشمن را در هم بکوبید؛ در این هنگام اسیران را محکم ببندید؛ سپس یا بر آنان منت گذارید (و آزادشان کنید) یا در برابر آزادی از آنان فدیه [= غرامت‌] بگیرید؛ (و این وضع باید همچنان ادامه یابد) تا جنگ بار سنگین خود را بر زمین نهد، (آری) برنامه این است! و اگر خدا می‌خواست خودش آنها را مجازات می‌کرد، اما می‌خواهد بعضی از شما را با بعضی دیگر بیازماید؛ و کسانی که در راه خدا کشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را از بین نمی‌برد!///پس هر گاه رسیدید بدانان که کفر ورزیدند پس زدن گردنها تا گاهی که بخون آغشته سازیدشان پس استوار کنید بستن را سپس یا منت نهادنی پس از این و یا فدیه گرفتنی تا بگذارد جنگ بارهای خود را این و اگر می‌خواست خدا هر آینه پیروزی می‌جست برایشان و لیکن تا بیازماید گروهی از شما را به گروهی و آنان که کشته شدند و در راه خدا گم نکند هرگز کردار ایشان را///پس چون با کسانی که کفر ورزیده‌اند برخورد کنید، پس (باید همتتان) زدن گردن‌هاشان و گردن‌کشانشان (باشد) تا هنگامی که آنان را (در کشتار) از پای درآوردید. پس (اسیران را) به شدت در بند کشید؛ در نتیجه یا (بر آنان) منت نهید (و آزادشان کنید) و یا فدیه بگیرید (که عوضشان را از اسیرانتان بازپس گیرید) تا جنگ، سنگینی‌ها‌یش را فرونهد. این است (دستور خدا) و اگر خدا بخواهد، از ایشان انتقام می‌کشد، ولی (فرمان پیکار داد) تا برخی از شما را به وسیله‌ی برخی (دیگر) بیازماید. و کسانی که در راه خدا کشته شده‌اند، هرگز (خدا) کارهایشان را ضایع نمی‌کند. quran_en_fa Soon will He guide them and improve their condition, [خدا] آنان را به زودی [به سرمنزل خوشبختی و کرامت] هدایت می‌کند و حالشان را اصلاح می‌نماید؛///[خدا] آنان را به زودی [به سرمنزل خوشبختی و کرامت] هدایت می‌کند و حالشان را اصلاح می‌نماید؛///زودا که هدایتشان کند و کارهایشان را به صلاح آورد.///به زودى آنها را [به بهشت‌] هدایت مى‌کند و حالشان را نیکو مى‌گرداند///به زودى آنان را راه مى‌نماید و حالشان را نیکو مى‌گرداند.///[خداوند] به زودى آنان را [به مقامات والا] هدایت مى‌کند و حال و کارشان را نیکو مى‌گرداند.///آنها را البته به راه سعادت هدایت کند و امورشان را اصلاح فرماید.///به زودی ایشان را هدایت می‌کند و کار و بارشان را به صلاح می‌آورد///بزودی آنان را هدایت نموده و کارشان را اصلاح می‌کند؛///زود است رهبریشان کند و ساز آرد سامان ایشان را///به زودی آنان را راه می‌نماید و یادآوری مهمشان را اصلاح می‌کند. quran_en_fa And admit them to the Garden which He has announced for them. و آنان را در بهشتی که در دنیا به آنان شناسانده در می‌آورد.///و آنان را در بهشتی که در دنیا به آنان شناسانده در می‌آورد.///و به بهشتى که برایشان وصف کرده است داخلشان سازد.///و در بهشتى که براى آنها معرفى کرده داخلشان مى‌کند///و در بهشتى که براى آنان وصف کرده، آنان را درمى‌آورد.///و آنان را در بهشتى که به آنان شناسانده، وارد مى‌سازد.///و در بهشتی که قبلا به منزل و مقاماتشان همه را شناسا کرده وارد کند.///و به بهشتی که به آنان شناسانده است، در می‌آوردشان‌///و آنها را در بهشت (جاویدانش) که اوصاف آن را برای آنان بازگو کرده وارد می‌کند.///و درآردشان ببهشت آراسته است آن را برای ایشان (شناسا ساخته است)///و در بهشتی که آن را برایشان شناسایی داده، ایشان را درمی‌آورد. quran_en_fa O ye who believe! If ye will aid (the cause of) Allah, He will aid you, and plant your feet firmly. ای مؤمنان! اگر خدا را یاری کنید، خدا هم شما را یاری می‌کند و گام هایتان را محکم و استوار می‌سازد؛///ای مؤمنان! اگر خدا را یاری کنید، خدا هم شما را یاری می‌کند و گام هایتان را محکم و استوار می‌سازد؛///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، اگر خدا را یارى کنید، شما را یارى خواهد کرد و پایدارى خواهد بخشید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! اگر خدا را یارى کنید، یاریتان مى‌کند و گام‌هایتان را استوار مى‌دارد///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، اگر خدا را یارى کنید یاریتان مى‌کند و گامهایتان را استوار مى‌دارد.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! اگر خدا را یارى کنید، شما را یارى مى‌کند و گام‌هایتان را استوار مى‌سازد.///ای اهل ایمان، شما اگر خدا را یاری کنید (یعنی دین و پیغمبر خدا را) خدا هم شما را یاری کند و ثابت قدم گرداند.///ای کسانی که ایمان آورده‌اید اگر [دین‌] خدا را یاری دهید، شما را یاری می‌دهد و گامهایتان را استوار می‌دارد///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر (آیین) خدا را یاری کنید، شما را یاری می‌کند و گامهایتان را استوار می‌دارد.///ای آنانکه ایمان آوردید اگر یاری کنید خدا را یاریتان کند و استوار سازد قدمهای شما را///هان ای کسانی که ایمان آوردید! اگر (دین) خدا را یاری کنید، خدا (هم) یاریتان می‌کند، و گام‌هایتان را استوار می‌دارد. quran_en_fa But those who reject (Allah),- for them is destruction, and (Allah) will render their deeds astray (from their mark). و بر کافران هلاکت و نابودی باد و [خدا] اعمالشان را باطل و تباه ساخت.///و بر کافران هلاکت و نابودی باد و [خدا] اعمالشان را باطل و تباه ساخت.///هلاکت و شوربختى باد بر کافران. خدا اعمالشان را باطل کرده است.///و کسانى که کافر شدند، مرگ بر آنها، و [خدا] اعمالشان را نابود کرد///و کسانى که کفر ورزیدند، نگونسارى بر آنان باد؛ و [خدا] اعمالشان را برباد داد.///و کسانى که کفر ورزیدند، بر آنان نگون‌سارى [و مرگ‌] باد! و [خدا] اعمالشان را نابود گردانید.///و آنان که کافر شدند نابود و هلاک شوند و خدا اعمالشان را ضایع و باطل سازد.///و کسانی که کفرورزیده‌اند بدا به حالشان، [خداوند] اعمالشان را تباه کرده است‌///و کسانی که کافر شدند، مرگ بر آنان! و اعمالشان نابود باد!///و آنان که کفر ورزیدند پس وای بر ایشان (زشت بادشان) و گم کرد کارهای آنان را///و کسانی که کفر ورزیدند، پس (خدا) نگونساری بر ایشان نهاد و اعمالشان را بر باد داد. quran_en_fa That is because they hate the Revelation of Allah; so He has made their deeds fruitless. این برای آن است که آنان آنچه را خدا نازل کرده است خوش نداشتند، پس خدا هم اعمالشان را تباه و بی اثر کرد.///این برای آن است که آنان آنچه را خدا نازل کرده است خوش نداشتند، پس خدا هم اعمالشان را تباه و بی اثر کرد.///زیرا آنان چیزى را که خدا نازل کرده است ناخوش دارند. خدا نیز اعمالشان را نابود کرد.///این بدان سبب است که آنها آنچه را خدا نازل کرده است خوش نداشتند و [خدا نیز] کارهایشان را نابود کرد///این بدان سبب است که آنان آنچه را خدا نازل کرده است خوش نداشتند، و [خدا نیز] کارهایشان را باطل کرد.///این [نابودی] برای آن است که آنان آنچه را خداوند فروفرستاده است، خوش نداشتند، پس [خدا] کارهایشان را تباه کرد.///این (هلاک کفار) بدان سبب است که آنها از قرآنی که خدا نازل فرمود کراهت و اعراض داشتند پس خدا اعمالشان را محو و نابود فرمود.///چرا که [وحی‌] فرو فرستاده الهی را ناخوش دارند، پس اعمالشان را تباه [و بی‌ارزش‌] گرداند///این بخاطر آن است که از آنچه خداوند نازل کرده کراهت داشتند؛ از این رو خدا اعمالشان را حبط و نابود کرد!///این بدان است که ایشان ناخوش داشتند آنچه را فرستاد خدا پس تباه ساخت کارهای ایشان را///این همواره بدین سبب است که اینان آنچه را خدا نازل کرده هرگز خوش نداشتند، پس (خدا نیز) کارهایشان را فرو ریخت و بی‌ثمر کرد. quran_en_fa Do they not travel through the earth, and see what was the End of those before them (who did evil)? Allah brought utter destruction on them, and similar (fates await) those who reject Allah. آیا در زمین گردش نکردند تا با تأمل بنگرند که سرانجام کسانی که پیش از آنان بودند، چگونه بود؟ خدا آنان را درهم کوبید و نابود کرد و نیز برای این کافران همانند آنان [عذابی قطعی و ثابت] است.///آیا در زمین گردش نکردند تا با تأمل بنگرند که سرانجام کسانی که پیش از آنان بودند، چگونه بود؟ خدا آنان را درهم کوبید و نابود کرد و نیز برای این کافران همانند آنان [عذابی قطعی و ثابت] است.///آیا در زمین سیر نکرده‌اند تا بنگرند که عاقبت کسانى که پیش از آنها بوده‌اند چگونه بوده است؟ خدا هلاکشان کرد و کافران نیز عاقبتى آنچنان خواهند داشت.///آیا در زمین سیر نکردند تا ببینند فرجام کسانى که پیش از آنها بودند چگونه شد؟ خدا زیر و رویشان کرد و کافران را نظایر آن خواهد بود///مگر در زمین نگشته‌اند، تا ببینند فرجام کسانى که پیش از آنها بودند به کجا انجامیده است؟ خدا زیر و زبرشان کرد و کافران را نظایر [همین کیفرها در پیش‌] است.///پس آیا در زمین نگشتند، تا بنگرند سرانجام کسانى که پیش از آنان بودند، چگونه بود؟ خداوند آنان را نابود کرد و براى این کافران نیز همانند آن کیفرها خواهد بود.///آیا در زمین به سیر و سفر نمی‌روند تا به چشم خود عاقبت حال پیشینیان را مشاهده کنند که چگونه آنها را خدا هلاک کرد؟ و این کافران هم مانند آنها به کیفر کفر خود البته می‌رسند.///آیا در زمین سیر و سفر نکرده‌اند که بنگرند سرانجام کسانی که پیش از آنان بوده‌اند چگونه بود، که خداوند نابودشان کرد، و سرنوشت کافران همانند آن است‌///آیا در زمین سیر نکردند تا ببینند عاقبت کسانی که قبل از آنان بودند چگونه بود؟! خداوند آنها را هلاک کرد؛ و برای کافران امثال این مجازاتها خواهد بود!///آیا نگشتند در زمین تا بنگرند چگونه بود فرجام آنان که پیش از ایشان بودند واژگون ساخت خدا بر ایشان و کافران را است نمونه‌های آنها///پس مگر در زمین نگشته‌اند تا بنگرند فرجام کسانی که پیش از آنها بودند، چگونه بود‌؟ خدا بر (سروسامان) شان هلاکتی ویرانگر فرود آورد، و برای کافران همانندهایش می‌باشد. quran_en_fa That is because Allah is the Protector of those who believe, but those who reject Allah have no protector. این [پیروزی مؤمنان و نابودی کافران] به سبب این است که خدا سرپرست و یاور کسانی است که ایمان آورده‌اند، و کافران را سرپرست و یاری نیست.///این [پیروزی مؤمنان و نابودی کافران] به سبب این است که خدا سرپرست و یاور کسانی است که ایمان آورده‌اند، و کافران را سرپرست و یاری نیست.///این بدان سبب است که خدا یاور کسانى است که ایمان آورده‌اند. و کافران را هیچ یاورى نیست.///این بدان سبب است که خدا دوستدار و مولاى کسانى است که ایمان آوردند، ولى کافران را مولایى نیست///چرا که خدا سرپرست کسانى است که ایمان آورده‌اند، ولى کافران را سرپرست [و یارى‌] نیست.///این به خاطر آن است که خدا، سرپرست و یاور کسانى است که ایمان آورده‌اند و به راستی کافران سرپرست و یاورى ندارند.///این (معامله خدا با کافران و مؤمنان) بدان سبب است که البته خدا یار و مولای مؤمنان است و کافران هیچ مولا و یاور و یاری ندارند.///این از آن است که خداوند سرور مؤمنان است و کافران سروری ندارند///این برای آن است که خداوند مولا و سرپرست کسانی است که ایمان آوردند؛ اما کافران مولایی ندارند!///این بدان است که خدا دوست آنانی است که ایمان آوردند و کافران را نیست دوستی (سرپرستی)///این همواره برای آن است که خدا مولا و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند. همانا کافران را هیچ مولایی (ربانی) نیست. quran_en_fa Verily Allah will admit those who believe and do righteous deeds, to Gardens beneath which rivers flow; while those who reject Allah will enjoy (this world) and eat as cattle eat; and the Fire will be their abode. بی تردید خدا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، در بهشت هایی کهاز زیر [درختان] آن نهرها جاری است در می‌آورد، و در حالی که کافران همواره سرگرم بهره گیری از [کالا و لذت‌های زودگذر] دنیایند و می‌خورند، همان گونه که چهارپایان می‌خورند و جایگاهشان آتش است.///بی تردید خدا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، در بهشت هایی کهاز زیر [درختان] آن نهرها جاری است در می‌آورد، و در حالی که کافران همواره سرگرم بهره گیری از [کالا و لذت‌های زودگذر] دنیایند و می‌خورند، همان گونه که چهارپایان می‌خورند و جایگاهشان آتش است.///خدا کسانى را که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته مى‌کنند، به بهشتهایى که نهرها در آن جارى است داخل خواهد کرد. ولى کافران از این جهان متمتع مى‌شوند و چون چارپایان مى‌خورند و جایگاهشان آتش است.///همانا خدا کسانى را که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند، به باغ‌هایى داخل مى‌کند که از پاى درختانش نهرها جارى است. و کسانى که کافر شدند، [چند صباحى‌] بهره مى‌جویند و مى‌خورند همان گونه که چهارپایان مى‌خورند، و [سر انجام‌] جایگاهشان آتش است///خدا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، در باغهایى که از زیر [درختان‌] آنها نهرها روان است درمى‌آورد، و [حال آنکه‌] کسانى که کافر شده‌اند، [در ظاهر] بهره مى‌برند و همان گونه که چارپایان مى‌خورند، مى‌خورند، و [لى] جایگاه آنها آتش است.///خداوند کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، به باغ‌هایى [از بهشت] که نهرها از زیر [درختان] آن جارى است، وارد مى‌کند و کسانى که کافر شدند، همواره سرگرم بهره‌گیرى از [لذت‌هاى زودگذر] دنیایند و مى‌خورند، همان­گونه که چهارپایان مى‌خورند و [سرانجام،] آتش، جایگاه آنهاست.///البته خدا آنان را که ایمان آورده و نیکوکار شوند در بهشتی که زیر درختانش نهرها جاری است داخل گرداند و آنان که به راه کفر شتافتند به تمتع و شهوت‌رانی و شکم‌پرستی مانند حیوانات پردازند و عاقبت منزل آنها آتش دوزخ خواهد بود.///بی‌گمان خداوند کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، به بوستانهایی در می‌آورد که جویباران از فرودست آن جاری است، و کافران [از ظواهر زندگی‌] بهره بر می‌گیرند و همان گونه که چارپایان می‌خورند، می‌خورند و [می‌خوابند] و آتش [دوزخ‌] جایگاه ایشان است‌///خداوند کسانی را که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند وارد باغهایی از بهشت می‌کند که نهرها از زیر (درختانش) جاری است؛ در حالی که کافران از متاع زودگذر دنیا بهره می‌گیرند و همچون چهارپایان می‌خورند، و سرانجام آتش دوزخ جایگاه آنهاست!///همانا خدا درآورد آنان را که ایمان آوردند و کردارهای شایسته کردند باغهائی که روان است زیر آنها جویها و آنان که کفر ورزیدند کامرانی کنند و خورند بدانسان که خورند دامها و آتش است جایگاهی برای آنان‌///خدا بی‌گمان کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته (ی ایمانشان) کرده‌اند، در باغ‌هایی که از زیر (درختان سر درهم) ‌شان نهرها روان است در می‌آورد. و کسانی که کافر شدند، بهره (ی حیوانی) می‌برند و همان‌گونه که چارپایان می‌خورند، می‌خورند و جایگاه و پایگاهشان آتش است. quran_en_fa And how many cities, with more power than thy city which has driven thee out, have We destroyed (for their sins)? and there was none to aid them. چه بسیار آبادی هایی که [اهلش] از [اهل] آبادی تو که تو را بیرون کرده‌اند نیرومندتر بودند، ما آنان را هلاک کردیم و یاوری [در برابر عذاب] برای آنان نبود.///چه بسیار آبادی هایی که [اهلش] از [اهل] آبادی تو که تو را بیرون کرده‌اند نیرومندتر بودند، ما آنان را هلاک کردیم و یاوری [در برابر عذاب] برای آنان نبود.///چه قریه‌هایى که مردمش از مردم قریه تو، که از آن بیرونت کردند، بسى نیرومندتر بودند که هلاکشان کردیم و هیچ یارى‌کننده‌اى نداشتند.///و بسا شهرها که نیرومندتر از آن شهرى بود که تو را بیرون کرد که ما هلاکشان کردیم و براى آنها هیچ یاورى نبود///و بسا شهرها که نیرومندتر از آن شهرى بود که تو را [از خود] بیرون راند، که ما هلاکشان کردیم و براى آنها یار [و یاورى‌] نبود.///و چه بسیار شهرها که [مردمانش] از شهرى که تو را [از آن] بیرون کردند، نیرومندتر بودند. ما آنان را نابود کردیم و آنان هیچ یاورى نداشتند.///چه شهرهای بسیار که از (شهر مکه) وطن تو که کفار از آن خارجت کردند محکم بنیان‌تر بود ما اهلش را هلاک کردیم و بر نجات خود هیچ یاوری نداشتند.///و چه بسیار [مردم‌] شهرها که از شهر تو که آواره‌ات کرد نیرومندتر بودند، نابودشان کردیم، و یاوری نداشتند///و چه بسیار شهرهایی که از شهری که تو را بیرون کرد نیرومندتر بودند؛ ما همه آنها را نابود کردیم و هیچ یاوری نداشتند!///و بسا شهری که سخت‌تر بود در نیرو از شهر تو که برون راندت نابودشان ساختیم پس نیست یاوری ایشان را///و چه بسیار از گروه‌هایی که- نیرومندتر از آن گروهی بودند که تو را از قریه‌ات بیرون راندند- ما هلاکشان کردیم. پس برایشان هرگز یاوری نیست. quran_en_fa Is then one who is on a clear (Path) from his Lord, no better than one to whom the evil of his conduct seems pleasing, and such as follow their own lusts? آیا کسانی که بر دلیل روشنی از پروردگار خویش اند، مانند کسانی هستند که عمل زشتشان برای آنان آراسته شده و از هواهای نفسانی خود پیروی کرده‌اند؟///آیا کسانی که بر دلیل روشنی از پروردگار خویش اند، مانند کسانی هستند که عمل زشتشان برای آنان آراسته شده و از هواهای نفسانی خود پیروی کرده‌اند؟///آیا کسى که از جانب پرردگارش دلیل روشنى دارد، همانند کسانى است که کردار بدشان در نظرشان آراسته شده و از پى هواهاى خود مى‌روند؟///پس آیا کسى که از جانب پروردگارش بر راه روشنى قرار دارد، مانند کسى است که زشتى عملش براى او زینت داده شده و از هوس‌هاى خود پیروى کرده‌اند///آیا کسى که بر حجتى از جانب پروردگار خویش است، چون کسى است که بدى کردارش براى او زیبا جلوه داده شده و هوسهاى خود را پیروى کرده‌اند؟///پس آیا کسى که از سوى پروردگارش دلیل روشنى دارد، همچون کسى است که بدى کردارش در نظرش آراسته شده و از هوس‌هایش پیروى کرده است؟///آیا آن کس که از خدای خود حجت علمی و برهانی (مانند قرآن) در دست دارد مانند کسانی است که عمل زشتشان در نظر زیبا جلوه کرده و پیرو هوای نفسانی خود شدند؟///آیا کسی که به طریقه روشنی از جانب پروردگار خویش است، همانند کسی است که بد عملی‌اش در نظرش آراسته جلوه داده شده و از هوی و هوسهایشان پیروی می‌کنند///آیا کسی که دلیل روشنی از سوی پروردگارش دارد، همانند کسی است که زشتی اعمالش در نظرش آراسته شده و از هوای نفسشان پیروی می‌کنند؟!///آیا آنکه او است بر روشنائی (یا نشانی) از پروردگار خویش مانند آن است که بیاراست برایش زشتی کردارش و پیروی کردند هوسهای خود را///آیا پس کسی که بر حجتی روشن از جانب پروردگار خویش بوده است، چون کسی است که بدی کردارش برای او زیبا جلوه داده شده‌؟ و (اینان) هوس‌های خودشان را پیروی کردند؟ quran_en_fa (Here is) a Parable of the Garden which the righteous are promised: in it are rivers of water incorruptible; rivers of milk of which the taste never changes; rivers of wine, a joy to those who drink; and rivers of honey pure and clear. In it there are for them all kinds of fruits; and Grace from their Lord. (Can those in such Bliss) be compared to such as shall dwell for ever in the Fire, and be given, to drink, boiling water, so that it cuts up their bowels (to pieces)? صفت بهشتی که به پرهیزکاران وعده داده شده [چنین است:] در آن نهرهایی است از آبی که مزه و رنگش برنگشته و نهرهایی از شیر که طعمش دگرگون نشده و نهرهایی از شراب که برای نوشندگان مایه لذت است و نهرهایی از عسل خالص است، و در آن از هر گونه میوه‌ای برای آنان فراهم است، و نیز آمرزشی از سوی پروردگارشان [ویژه آنان است. آیا اینان] مانند کسانی هستند که در آتش همیشگی و جاودانه‌اند، واز آبی جوشان به آنان می‌نوشانند که روده هایشان را متلاشی می‌کند؟!///صفت بهشتی که به پرهیزکاران وعده داده شده [چنین است:] در آن نهرهایی است از آبی که مزه و رنگش برنگشته و نهرهایی از شیر که طعمش دگرگون نشده و نهرهایی از شراب که برای نوشندگان مایه لذت است و نهرهایی از عسل خالص است، و در آن از هر گونه میوه‌ای برای آنان فراهم است، و نیز آمرزشی از سوی پروردگارشان [ویژه آنان است. آیا اینان] مانند کسانی هستند که در آتش همیشگی و جاودانه‌اند، واز آبی جوشان به آنان می‌نوشانند که روده هایشان را متلاشی می‌کند؟!///وصف بهشتى که به پرهیزگاران وعده داده شده این است که در آن نهرهایى است از آبهایى تغییرناپذیر و نهرهایى از شیرى که طعمش دگرگون نمى‌شود و نهرهایى از شراب که آشامندگان از آن لذت مى‌برند و نهرهایى از عسل مصفى. و در آنجا هرگونه میوه که بخواهند هست و نیز آمرزش پروردگارشان. آیا بهشتیان همانند کسانى هستند که در آتش جاودانه‌اند و آنان را از آبى جوشان مى‌آشامانند چنان که روده‌هایشان تکه‌تکه مى‌شود؟///وصف بهشتى که به پرهیزگاران وعده داده شده [این است که‌] در آن نهرهایى است از آبى که [رنگ و بو و طعمش‌] برنگردد، و نهرهایى از شیرى که مزه‌اش دگرگون نشود، و نهرهایى از شراب که براى نوشندگان لذتى است، و نهرهایى از عسل مصفا. و در آن جا هر گونه محصول [که///مثل بهشتى که به پرهیزگاران وعده داده شده [چون باغى است که‌] در آن نهرهایى است از آبى که [رنگ و بو و طعمش‌] برنگشته؛ و جویهایى از شیرى که مزه‌اش دگرگون نشود؛ و رودهایى از باده‌اى که براى نوشندگان لذتى است؛ و جویبارهایى از انگبین ناب. و در آنجا از هر گونه میوه براى آنان [فراهم‌] است و [از همه بالاتر] آمرزش پروردگار آنهاست. [آیا چنین کسى در چنین باغى دل‌انگیز] مانند کسى است که جاودانه در آتش است و آبى جوشان به خوردشان داده مى‌شود [تا] روده‌هایشان را از هم فرو پاشد؟///وصف بهشتى که به پرهیزکاران وعده داده شده، [چنین است:] در آن نهرهایى است از آب که [رنگ و بو و طعمش] برنمی‌گردد و نهرهایى از شیر که مزه‌ی آن دگرگونى ندارد و نهرهایى از شراب که براى نوشندگان لذت‌بخش است و نهرهایى از عسل ناب و در آنجا از هرگونه میوه براى آنان [فراهم‌] است و [از همه بالاتر،] آمرزشى از سوی پروردگارشان. [آیا اینان] همانند کسانى هستند که در آتش، جاودانه‌اند و آبى جوشان به خوردشان داده مى‌شود که دل و روده‌هایشان را پاره پاره مى‌کند و اندرونشان را مى‌سوزاند؟///داستان بهشتی که به متقیان وعده دادند این است که در آن باغ بهشت نهرهایی از آب زلال دگرگون ناشدنی است و نهرها از شیر بی آنکه هرگز طعمش تغییر کند و نهرها از شراب ناب که نوشندگان را به حد کمال لذت بخشد و نهرها از عسل مصفی و تمام انواع میوه‌ها بر آنان مهیاست و (فوق همه لذات) مغفرت و لطف پروردگارشان، (آیا حال آن که در این بهشت ابد است) مانند کسی است که در آتش مخلد است و آب جوشنده حمیم به خوردشان دهند تا اندرونشان را پاره پاره گرداند؟///وصف بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده است [چنین است که‌] در آن جویهایی از آب ناگندا، و جویهایی از شیری که مزه‌اش تغییرناپذیر است، و جویهایی از شراب لذت‌بخش آشامندگان، و جویهایی از عسل پالوده [روان‌] است، و برایشان در آنجا همه گونه میوه هست، و نیز آمرزشی از جانب پروردگارشان، [آیا چنین کسی‌] همانند کسی است که جاودانه در آتش [دوزخ‌] است؟ و به آنان آبی جوشان نوشانده می‌شود که دل و روده‌هایشان را پاره پاره می‌کند///توصیف بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده، چنین است: در آن نهرهایی از آب صاف و خالص که بدبو نشده، و نهرهایی از شیر که طعم آن دگرگون نگشته، و نهرهایی از شراب (طهور) که مایه لذت نوشندگان است، و نهرهایی از عسل مصفاست، و برای آنها در آن از همه انواع میوه‌ها وجود دارد؛ و (از همه بالاتر) آمرزشی است از سوی پروردگارشان! آیا اینها همانند کسانی هستند که همیشه در آتش دوزخند و از آب جوشان نوشانده می‌شوند که اندرونشان را از هم متلاشی می‌کند؟!///مثل بهشتی که وعده داده شدند پرهیزکاران در آن است جویهائی از آبی ناگشته‌رنگ و جویهائی از شیر ناگشته‌مزه و جویهائی از باده خوشکام برای نوشندگان و جویهائی از انگبین پالوده و ایشان را است از همه میوه‌ها و آمرزشی از پروردگارشان مانند آنکه او است جاودان در آتش و نوشانیده شدند آبی جوشان که پاره پاره ساخت روده‌های آنان را///مثل بهشتی که پرهیزگاران (به آن) وعده داده شدند، (این است که) در آن نهرهایی است از آبی که رنگ و بو و طعمش برنگشته‌؛ و نهرهایی از شیری که مزه‌اش دگرگون نشده‌؛ و نهرهایی از باده‌هایی که برای نوشندگان لذتی است (عاقلانه)؛ و نهرهایی از انگبین ناب. و در آنجا از هر گونه ثمراتی برایشان (فراهم) است و (از همه بالاتر) پوششی از پروردگار آنهاست‌. آیا چنین کسی (در چنین باغی دل‌انگیز) مانند کسی است که جاودانه در آتش است و (اینان) آبی جوشان به خوردشان داده شد، پس معده‌هایشان را از هم فرو پاشید؟ quran_en_fa And among them are men who listen to thee, but in the end, when they go out from thee, they say to those who have received Knowledge, "What is it he said just then?" Such are men whose hearts Allah has sealed, and who follow their own lusts. گروهی از آنان [که منافق اند در ظاهر به گفتارت] گوش می‌دهند، ولی هنگامی که از نزد تو بیرون روند به کسانی که آگاهی و معرفت به آنان داده شده [از روی مسخره] می‌گویند: هم اکنون چه گفت؟ [ما که گفته او را نفهمیدیم.] آنان کسانی هستند که خدا بر دل هایشان مهر [تیره بختی] نهاده واز هواهای نفسانی خود پیروی کرده‌اند،///گروهی از آنان [که منافق اند در ظاهر به گفتارت] گوش می‌دهند، ولی هنگامی که از نزد تو بیرون روند به کسانی که آگاهی و معرفت به آنان داده شده [از روی مسخره] می‌گویند: هم اکنون چه گفت؟ [ما که گفته او را نفهمیدیم.] آنان کسانی هستند که خدا بر دل هایشان مهر [تیره بختی] نهاده واز هواهای نفسانی خود پیروی کرده‌اند،///بعضى به تو گوش مى‌دهند، تا آنگاه که از نزد تو بیرون روند از دانشمندان مى‌پرسند: این چه سخنانى بود که مى‌گفت؟ خدا بر دلهایشان مهر نهاده است و از پى هواهاى خود رفته‌اند.///و از آنها کسانى هستند که [در ظاهر] به تو گوش مى‌دهند ولى چون از نزد تو بیرون مى‌روند، به دانش یافتگان مى‌گویند: [این پیامبر] هم اکنون چه گفت؟ اینان کسانى‌اند که خدا بر دل‌هایشان مهر نهاده و از هوس‌هاى خود پیروى کرده‌اند///و از میان [منافقان‌] کسانى‌اند که [در ظاهر] به [سخنان‌] تو گوش مى‌دهند، ولى چون از نزد تو بیرون مى‌روند، به دانش یافتگان مى‌گویند: «هم اکنون چه گفت؟» اینان همانانند که خدا بر دلهایشان مهر نهاده است و از هوسهاى خود پیروى کرده‌اند.///و گروهى از آنان کسانى هستند که به [سخنان] تو گوش مى‌سپارند، اما همین که از نزد تو بیرون بروند، [از روى تمسخر] به دانش‌یافتگان می‌گویند: «او هم‌اکنون چه گفت؟ [ما که نفهمیدیم.]» آنان کسانى هستند که خداوند بر دل‌هایشان مهر نهاده و از هواى نفسشان پیروى کرده‌اند.///و بعضی از مردم منافق به گفتارت کاملا گوش می‌دهند تا وقتی که از حضورت خارج شوند با اهل علم (اصحابت به تمسخر و اهانت) می‌گویند: رسول باز از سر نو چه گفت؟ اینان هستند که خدا بر دلهاشان مهر (قهر) نهاد و پیرو هوای نفس خود گردیدند.///و از ایشان کسانی هستند که [ظاهرا] به تو گوش می‌سپارند، سپس که از نزدت بیرون می‌روند، به دانش یافتگان گویند هم اکنون چه گفت؟ اینان کسانی هستند که خداوند به دلهایشان مهر نهاده است و از هوی و هوسهایشان پیروی کرده‌اند///گروهی از آنان به سخنانت گوش فرامی‌دهند، اما هنگامی که از نزد تو خارج می‌شوند به کسانی که علم و دانش به آنان بخشیده شده (از روی استهزا) می‌گویند: «(این مرد) الان چه گفت؟!» آنها کسانی هستند که خداوند بر دلهایشان مهر نهاده و از هوای نفسشان پیروی کرده‌اند (از این رو چیزی نمی‌فهمند)!///و از ایشان است آنکه گوش فرا دهد بسویت تا گاهی که برون روند از نزدت گویند بدانان که داده شدند دانش را چه گفت پیش آنانند که مهر نهاد خدا بر دلهاشان و پیروی کردند هوسهای خویش را///و از (میان) ایشان [: منافقان] کسانی‌اند که (در ظاهر) به (سخنان) تو همی گوش فرا می‌دهند، تا هنگامی که از نزد تو بیرون روند. به دانش‌یافتگان (وحیانی) گویند: «لحظاتی پیش چه گفت‌؟» اینان همانانند که خدا بر دل‌هایشان مهر زده است‌. و (اینان) هوس‌های خود را پیروی کردند. quran_en_fa But to those who receive Guidance, He increases the (light of) Guidance, and bestows on them their Piety and Restraint (from evil). و کسانی که هدایت یافته‌اند خدا بر هدایتشان افزوده و پرهیزکاری و تقوایشان را به آنان عطا کرده است؛///و کسانی که هدایت یافته‌اند خدا بر هدایتشان افزوده و پرهیزکاری و تقوایشان را به آنان عطا کرده است؛///آنان که هدایت یافته‌اند، خدا به هدایتشان مى‌افزاید و پرهیزگاریشان ارزانى مى‌دارد.///و آنها که هدایت پذیر شدند، [خدا] بر هدایتشان افزود و [روح‌] تقوایشان بخشید///و [لى‌] آنان که به هدایت گراییدند [خدا] آنان را هر چه بیشتر هدایت بخشید و [توفیق‌] پرهیزگارى‌شان داد.///و کسانى که هدایت یافته‌اند، هدایتشان را می‌افزاید و روح پرهیزکارى به آنان عطا می‌کند.///و آنان که هدایت یافتند خدا بر هدایت و ایمانشان بیفزود و (پاداش) تقوای آنها را به آنان عطا فرمود.///و رهیافتگان را هدایت افزود و [راه و رسم‌] پارسایی‌شان آموخت‌///کسانی که هدایت یافته‌اند، خداوند بر هدایتشان می‌افزاید و روح تقوا به آنان می‌بخشد!///و آنان که رهبری خواستند بیفزودشان رهبری و داد بدیشان پرهیزکاری ایشان را///و (اما) کسانی که به هدایت گراییدند (خدا) آنان را (هر چه) بیشتر هدایت کرد و (پاداش) پرهیزگاریشان را (شایسته‌ی هدایتشان) به آنان داد. quran_en_fa Do they then only wait for the Hour,- that it should come on them of a sudden? But already have come some tokens thereof, and when it (actually) is on them, how can they benefit then by their admonition? پس آیا [منافقان و منکران] جز این را انتظار می‌برند که ناگاه قیامت بر آنان فرا رسد؟ [در حالی که هم اکنون نشانه هایش آمده است]، پس هنگامی که قیامت بر آنان فرا رسد، متذکر شدن و هوشیاری شان از کجا و چگونه به آنان سود بخشد؟///پس آیا [منافقان و منکران] جز این را انتظار می‌برند که ناگاه قیامت بر آنان فرا رسد؟ [در حالی که هم اکنون نشانه هایش آمده است]، پس هنگامی که قیامت بر آنان فرا رسد، متذکر شدن و هوشیاری شان از کجا و چگونه به آنان سود بخشد؟///آیا تنها منتظر آنند که به ناگاه قیامت فرا رسد؟ هرآینه نشانهاى قیامت آشکار شده است. و چون فرا رسد پند گرفتنشان را چه فایده؟///آیا [کافران‌] جز این انتظار دارند که قیامت به ناگاه بر آنان در رسد؟ اینک نشانه‌هاى آن آمده است. پس آنگاه که [رستاخیز] بر آنان درآید، پند گرفتنشان را چه سود///آیا [کافران‌] جز این انتظار مى‌برند که رستاخیز به ناگاه بر آنان فرا رسد؟ و علامات آن اینک پدید آمده است. پس اگر [رستاخیز] بر آنان دررسد، دیگر کجا جاى اندرزشان است؟///پس آیا [کافران] چشم به راه قیامت هستند، که ناگهان به سراغشان آید؟ در حالى که نشانه‌هاى آن آمده است. پس آن‌گاه که [رستاخیز] به سراغشان آید، متذکر شدن چه سودى برایشان خواهد داشت؟!///(کافران که ایمان نمی‌آرند) باز انتظاری دارند جز آنکه ساعت قیامت ناگاه فرا رسد؟ که شروط و علائم قیامت بسیاری پدید آمد، و پس از آنکه قیامت بیاید در آن حال تذکر و یادآوری آنان چه فایده بخشد؟///پس انتظار ندارند مگر قیامت را که به ناگهان به سراغشان آید، که به راستی نشانه‌های آن ظاهر شده است، پس آنگاه که فراز آیدشان، چه پندی می‌خواهند بگیرند؟///آیا آنها [= کافران‌] جز این انتظاری دارند که قیامت ناگهان فرا رسد (آنگاه ایمان آورند)، در حالی که هم‌اکنون نشانه‌های آن آمده است؛ اما هنگامی که بیاید، تذکر (و ایمان) آنها سودی نخواهد داشت!///آیا چشم براهند جز ساعت را که بیایدشان ناگاه چه همانا بیامد نشانیهای آن پس کجا برای ایشان است گاهی که بیایدشان یادآوریشان‌///پس آیا (کافران) جز این انتظار می‌برند و می‌نگرند که رستاخیز به ناگهان آنان را در رسد؟ در صورتی که نشانه‌ها و شروطش اینک به‌راستی پدید آمده است. پس اگر (رستاخیز) آنان را در رسد، دیگر چه زمانی (جای) یادواره‌ی آنان است‌؟ quran_en_fa Know, therefore, that there is no god but Allah, and ask forgiveness for thy fault, and for the men and women who believe: for Allah knows how ye move about and how ye dwell in your homes. پس بدان که هیچ معبودی جز خدا نیست [بنابراین بر معرفت و آگاهیت نسبت به حق استوار باش]؛ و از میان رفتن [توطئه‌ها و موانعی که به وسیله دشمنان در راه پیشرفت دعوتت به اسلام] برای تو و مردان و زنان با ایمان ایجاد شده از خدا بخواه، و برای زنان و مردان مؤمن طلب آمرزش کن و خدا محل رفت و بازگشت شماو قرارگاهتان را می‌داند.///پس بدان که هیچ معبودی جز خدا نیست [بنابراین بر معرفت و آگاهیت نسبت به حق استوار باش]؛ و از میان رفتن [توطئه‌ها و موانعی که به وسیله دشمنان در راه پیشرفت دعوتت به اسلام] برای تو و مردان و زنان با ایمان ایجاد شده از خدا بخواه، و برای زنان و مردان مؤمن طلب آمرزش کن و خدا محل رفت و بازگشت شماو قرارگاهتان را می‌داند.///پس بدان که هیچ خدایى جز الله نیست. از گناه خود و از گناه مردان و زنان مؤمن آمرزش بخواه. خدا مى‌داند که روز به کجا مى‌روید و شب به کجا مى‌آرامید.///پس بدان که هیچ معبودى جز خدا نیست، و براى گناه خویش و براى مردان و زنان مؤمن آمرزش بخواه، و خداست که آمد و شد و جایگاه [و وابستگى‌هاى فکرى و عملى‌] شما را مى‌داند///پس بدان که هیچ معبودى جز خدا نیست؛ و براى گناه خویش آمرزش جوى؛ و براى مردان و زنان با ایمان [طلب مغفرت کن‌]؛ و خداست که فرجام و م‌آل [هر یک از] شما را مى‌داند.///پس بدان که هیچ معبودى جز الله نیست و براى گناه خود و مردان و زنان باایمان آمرزش بخواه و خدا، رفت و آمد و آرمیدن شما را مى‌داند.///باز هم بدان که هیچ خدایی جز خدای یکتا نیست و تو بر گناه خود [منظور از گناه آن حضرت نافرمانی خدا نیست، زیرا پیامبر (ص) معصوم است. به تفاسیر مراجعه شود. (م)] و برای مردان و زنان با ایمان آمرزش طلب، و خدا منازل انتقال شما به عالم آخرت و مسکن همیشگی شما همه را می‌داند.///بدان که فی‌الحقیقه خدایی جز خداوند نیست، و برای گناهت، و نیز برای مردان و زنان مؤمن آمرزش بخواه، و خداوند [جای‌] جنب و جوش و آرام و قرارتان را می‌داند///پس بدان که معبودی جز «الله» نیست؛ و برای گناه خود و مردان و زنان باایمان استغفار کن! و خداوند محل حرکت و قرارگاه شما را می‌داند!///پس بدان که نیست خدائی جز خدا و آمرزش خواه برای گناه خویش و برای مردان و زنان مؤمن و خدا داند گردشگاه شما و آرامگاه شما را///پس بدان که هیچ معبودی جز خدا نیست‌؛ و برای کار دنباله‌دار رسالتت (از شر کافران از خدا) پوششی بجوی و برای مردان و زنان باایمان (نیز) پوشش بخواه و خداست که جابه‌جایی و پناهگاه و جایگاه شما را می‌داند. quran_en_fa Those who believe say, "Why is not a sura sent down (for us)?" But when a sura of basic or categorical meaning is revealed, and fighting is mentioned therein, thou wilt see those in whose hearts is a disease looking at thee with a look of one in swoon at the approach of death. But more fitting for them- مؤمنان می‌گویند: چرا سوره‌ای [در رابطه با فرمان جهاد] نازل نمی‌شود؟ ولی هنگامی که سوره‌ای محکم و بی شبهه نازل می‌شود و در آن از جهاد سخن به میان آمده است، آنان را که در دل هایشان بیماری است، می‌بینی مانند کسی که در بیهوشی مرگ افتاده، به تو می‌نگرند و سزاوارشان هم [به سبب بیماردلی] همین حالت است.///مؤمنان می‌گویند: چرا سوره‌ای [در رابطه با فرمان جهاد] نازل نمی‌شود؟ ولی هنگامی که سوره‌ای محکم و بی شبهه نازل می‌شود و در آن از جهاد سخن به میان آمده است، آنان را که در دل هایشان بیماری است، می‌بینی مانند کسی که در بیهوشی مرگ افتاده، به تو می‌نگرند و سزاوارشان هم [به سبب بیماردلی] همین حالت است.///کسانى که ایمان آورده‌اند مى‌گویند: چرا از جانب خدا سوره‌اى نازل نمى‌شود؟ چون سوره‌اى از محکمات نازل شود که در آن سخن از جنگ رفته باشد، آنان را که در دلشان مرضى هست بینى که چون کسى که بیهوشى مرگ بر او چیره شده به تو مى‌نگرند. پس برایشان شایسته‌تر///و کسانى که ایمان آورده‌اند مى‌گویند: چرا سوره‌اى [در باره‌ى جهاد] نازل نمى‌شود؟ اما وقتى سوره‌اى صریح نازل گردد و در آن سخن از کارزار رود، بیماردلان را مى‌بینى که، مانند کسى که به حال احتضار افتاده به تو مى‌نگرند، پس همان سزاوارشان است///و کسانى که ایمان آورده‌اند مى‌گویند: «چرا سوره‌اى [در باره جهاد] نازل نمى شود؟» اما چون سوره‌اى صریح نازل شد و در آن نام کارزار آمد، آنان که در دلهایشان مرضى هست، مانند کسى که به حال بیهوشى مرگ افتاده به تو مى‌نگرند.///و کسانى که ایمان آورده‌اند، مى‌گویند: «چرا سوره‌اى [براى جهاد] نازل نمى‌شود؟» پس هنگامى که سوره‌اى محکم و روشن نازل مى‌گردد که در آن نامى از جنگ رفته است، بیماردلان را مى‌بینى که به تو نگاه مى‌کنند، مانند نگاه کردن کسى که از [ترس] مرگ بى‌هوش شده است. پس همان مرگ برایشان سزاوارتر است.///و مؤمنان می‌گویند: چه شده که سوره‌ای (در حکم جهاد کفار) نازل نشد؟ در صورتی که چون سوره‌ای محکم و صریح آید و در آن ذکر جنگ شود آنان را که دلهاشان مریض (نفاق) است بنگری که مانند کسی که از ترس، حال بی هوشی بر او دست می‌دهد در تو نگاه می‌کنند، آری مرگ و هلاک بر آنها سزاوارتر است.///و [بعضی از] مؤمنان گویند چرا سوره‌ای [شامل حکم جهاد] فرو فرستاده نمی‌شود، آنگاه چون سوره‌ای از محکمات فرو فرستاده می‌شود و در آن کارزار [با مشرکان‌] یاد می‌شود، بیماردلان را بینی که به تو با نگاه کسی که از [سکرات‌] مرگ بیهوش شده باشد، می‌نگرند، بدا به حال ایشان‌///کسانی که ایمان آورده‌اند می‌گویند: «چرا سوره‌ای نازل نمی‌شود (که در آن فرمان جهاد باشد)؟!» اما هنگامی که سوره واضح و روشنی نازل می‌گردد که در آن سخنی از جنگ است، منافقان بیماردل را می‌بینی که همچون کسی که در آستانه مرگ قرار گرفته به تو نگاه می‌کنند؛ پس مرگ و نابودی برای آنان سزاوارتر است!///و گویند آنان که ایمان آوردند چرا فرود نیاید سوره‌ای پس هر گاه فرستاده شود سوره‌ای محکم و یادآوری شود در آن جنگ بینی آنان را که در دلهاشان بیماری است نگرند بسویت نگریستن بیهوش گشته از مرگ پس سزاوار باد ایشان را (مرگ بر ایشان)///و کسانی که ایمان آوردند می‌گویند: «چرا سوره‌ای [: مجموعه‌ای از آیات درباره‌ی جهاد] نازل نشد‌؟» پس هنگامی‌که سوره‌ای محکم نازل شد و در آن نام کشتار آمد، آنان که در دل‌هاشان مرضی هست - مانند کسی که به حال بیهوشی مرگ افتاده - به تو می‌نگرند. پس (همین حالت) برایشان بهتراست. quran_en_fa Were it to obey and say what is just, and when a matter is resolved on, it were best for them if they were true to Allah. [ولی] فرمانبرداری [از خدا و پیامبر] و سخن پسندیده و نیک [نه اظهار کراهت و ناخشنودی از جهاد] برای آنان شایسته‌تر است. پس اگر هنگامی که فرمان جهاد قطعی و مسلم شود با خدا از سر صدق و راستی درآیند، بی تردید برای آنان بهتر است.///[ولی] فرمانبرداری [از خدا و پیامبر] و سخن پسندیده و نیک [نه اظهار کراهت و ناخشنودی از جهاد] برای آنان شایسته‌تر است. پس اگر هنگامی که فرمان جهاد قطعی و مسلم شود با خدا از سر صدق و راستی درآیند، بی تردید برای آنان بهتر است.///فرمانبردارى است و سخن نیکو گفتن. و چون تصمیم به جنگ گرفته شد، اگر با خدا صداقت ورزند برایشان بهتر است.///فرمان‌پذیرى و سخنى شایسته [بهتر است‌] و هنگامى که کار [جهاد] قطعى شد، اگر با خدا راست مى‌گفتند برایشان بهتر بود/// [ولى‌] فرمان‌پذیرى و سخنى شایسته برایشان بهتر است. و چون کار به تصمیم کشد، قطعا خیر آنان در این است که با خدا راست‌ [دل‌] باشند.///فرمانبردارى و سخن سنجیده، [برای آنان شایسته است.] پس هنگامى که امر [کارزار] قطعى شد، اگر به خدا راست بگویند، [و صادقانه جهاد کنند،] قطعا برایشان بهتر است.///(راه سعادت) طاعت خدا و گفتار نیکو است و پس از آنکه امر (دین یا کار جنگ) به عزم و لزوم پیوست اگر (منافقین) با خدا به راستی رفتار کنند بر آنها بهتر خواهد بود.///اطاعت باید و سخنی نیک، آنگاه چون کار قطعی شود، اگر با خداوند صادق باشند، بی‌شک برایشان بهتر است‌///(ولی) اطاعت و سخن سنجیده برای آنان بهتر است؛ و اگر هنگامی که فرمان جهاد قطعی می‌شود به خدا راست گویند (و از در صدق و صفا درآیند) برای آنها بهتر می‌باشد!///فرمانبرداری و سخنی پسندیده تا گاهی که استوار شود کار پس اگر راست می‌گفتند خدا را هر آینه بهتر بود ایشان را///فرمان‌پذیری و سخنی شایسته (برایشان بایسته) است و هنگامی که کار به تصمیم کشد، همواره خیر آنان در این است که با خدا در عمل و سخن راست باشند (که این) برایشان خوب و بهتر است. quran_en_fa Then, is it to be expected of you, if ye were put in authority, that ye will do mischief in the land, and break your ties of kith and kin? پس اگر [از خدا و پیامبر] روی گردان شوید آیا از شما جز این انتظار می‌رود که در زمین فساد کنید و [بر سر مال و منال دنیا] قطع رحم نمایید؟///پس اگر [از خدا و پیامبر] روی گردان شوید آیا از شما جز این انتظار می‌رود که در زمین فساد کنید و [بر سر مال و منال دنیا] قطع رحم نمایید؟///آیا اگر به حکومت رسیدید، مى‌خواهید در زمین فساد کنید و پیوند خویشاوندیتان را ببرید؟///پس [اى منافقان!] اگر روى گرداندید، آیا جز این انتظار مى‌رود که در زمین تباهى کنید و قطع رحم نمایید///پس [اى منافقان،] آیا امید بستید که چون [از خدا] برگشتید [یا سرپرست مردم شدید] در [روى‌] زمین فساد کنید و خویشاوندیهاى خود را از هم بگسلید؟///پس [اى بیماردلان سست ایمان!] اگر روى گردانید، جز این از شما انتظار مى‌رود که در زمین فساد کنید و پیوندهاى خویشاوندى را بگسلید؟///شما منافقان اگر (از فرمان خدا و اطاعت قرآن) روی بگردانید آیا جز این امید می‌برید که در زمین فساد و قطع رحم کنید؟///چه بسا چون دست یابید در این سرزمین فتنه و فساد کنید و پیوند خویشاوندانتان را بگسلید///اگر (از این دستورها) روی گردان شوید، جز این انتظار می‌رود که در زمین فساد و قطع پیوند خویشاوندی کنید؟!///پس آیا امید دارید (چنین است) که هر گاه به سرپرستی گمارده شدید آنکه تبهکاری کنید در زمین و ببرید رشته خویشاوندیهای خویش را///پس (ای منافقان!) آیا امید بستید که اگر سرپرست مردم شدید، در زمین افساد کنید و خویشاوندی‌های خود را از هم بگسلید؟ quran_en_fa Such are the men whom Allah has cursed for He has made them deaf and blinded their sight. آنان [که روی گردانند] کسانی هستند که خدا لعنتشان کرده و گوش [دل] شان را کر و چشم [بصیرت] شان را کور کرده است.///آنان [که روی گردانند] کسانی هستند که خدا لعنتشان کرده و گوش [دل] شان را کر و چشم [بصیرت] شان را کور کرده است.///اینانند که خدا لعنتشان کرده است و گوشهایشان را کر و چشمانشان را کور ساخته است.///اینان کسانى هستند که خدا لعنتشان کرده و گوش‌هایشان را کر و چشم‌هایشان را کور نموده است///اینان همان کسانند که خدا آنان را لعنت نموده و [گوش دل‌] ایشان را ناشنوا و چشمهایشان را نابینا کرده است.///آنانند کسانى که خداوند از رحمت خویش دور و [گوششان را] کر و چشم‌هایشان را کور ساخته است. [نه حقى مى‌شنوند و نه حقى مى‌بینند.]///همین منافقانند که خدا آنها را لعن کرده و گوش و چشمشان را کر و کور گردانید (تا به جهل و شقاوت بمیرند).///اینان کسانی هستند که خداوند لعنتشان کرده و [از شنیدن و دیدن حق‌] ناشنوا و نابیناشان ساخته است‌///آنها کسانی هستند که خداوند از رحمت خویش دورشان ساخته، گوشهایشان را کر و چشمهایشان را کور کرده است!///آنانند که لعنشان کرد خدا پس کر ساختشان و کور ساخت دیدگان ایشان را///اینان (همان) کسانی‌اند که خدا آنان را لعنت کرده؛ پس گوش‌ها (ی جان‌ها) شان را کر و چشم‌ها (ی دل‌ها) شان را کور کرده است. quran_en_fa Do they not then earnestly seek to understand the Qur'an, or are their hearts locked up by them? آیا در قرآن نمی‌اندیشند [تاحقایق را بفهمند] یا بر دل هایشان قفل هایی قرار دارد؟///آیا در قرآن نمی‌اندیشند [تاحقایق را بفهمند] یا بر دل هایشان قفل هایی قرار دارد؟///آیا در قرآن نمى‌اندیشند یا بر دلهایشان قفلهاست؟///آیا در قرآن تدبر نمى‌کنند یا بر دل‌ها [یشان‌] قفل‌هاى [عناد] است///آیا به آیات قرآن نمى‌اندیشند؟ یا [مگر] بر دلهایشان قفلهایى نهاده شده است؟///آیا در قرآن تدبر و تأمل نمى‌کنند؟ یا بر دل‌هایشان قفل‌هایی خورده است؟///آیا منافقان در آیات قرآن تفکر نمی‌کنند یا بر دلهاشان خود قفل‌ها (ی جهل و نفاق) زده‌اند.///آیا در قرآن تامل نمی‌کنند، یا بر دلها قفلها [ی غفلت‌] شان افتاده است؟///آیا آنها در قرآن تدبر نمی‌کنند، یا بر دلهایشان قفل نهاده شده است؟!///آیا فرونمی‌روند (تدبر نمی‌کنند) در قرآن یا بر دلهائی است قفلهای آنها///آیا پس آیات قرآن را با نگرشی جامع (درست) نمی‌اندیشند؟ یا (مگر) بر دل‌هایی قفل‌هایشان نهاده شده است‌؟ quran_en_fa Those who turn back as apostates after Guidance was clearly shown to them,- the Evil One has instigated them and busied them up with false hopes. بی تردید کسانی که پس از روشن شدن هدایت برای آنان [به همان عقاید باطل و کردار ناپسندشان] برگشتند [و دست از قرآن و پیامبر برداشتند] شیطان زشتی هایشان را در نظرشان آراست و آنان را در آرزوهای دور و دراز انداخت.///بی تردید کسانی که پس از روشن شدن هدایت برای آنان [به همان عقاید باطل و کردار ناپسندشان] برگشتند [و دست از قرآن و پیامبر برداشتند] شیطان زشتی هایشان را در نظرشان آراست و آنان را در آرزوهای دور و دراز انداخت.///شیطان اعمال کسانى را که بعد از آشکارشدن راه هدایت مرتد شدند و بازگشتند، در نظرشان بیاراست و آرزویشان دراز کرد.///بى‌گمان، کسانى که پس از آن که [راه‌] هدایت براى آنها روشن شد [به حقیقت‌] پشت کردند، شیطان آنها را فریفت و آرزویشان را دراز کرد///بى‌گمان، کسانى که پس از آنکه [راه‌] هدایت بر آنان روشن شد [به حقیقت‌] پشت کردند، شیطان آنان را فریفت و به آرزوهاى دور و درازشان انداخت.///کسانى که پس از آن که راه هدایت برایشان روشن شد، به آن پشت کردند، شیطان [رفتار بدشان را] برایشان آراسته و آنان را با آرزوهاى دراز فریفته است.///آنان که پس از بیان شدن راه هدایت بر آنها باز به دین پشت کرده و مرتد شدند شیطان کفر را در نظرشان جلوه‌گر ساخت و به آمال و آرزوهای دراز فریبشان داد.///بی‌گمان کسانی که پس از آنکه راه هدایت بر آنان روشن شده است، به آن پشت کردند [و به گذشته برگشتند]، شیطان آن را در چشمشان آراسته است و به آنان مهلت و میدان داده است‌///کسانی که بعد از روشن شدن هدایت برای آنها، پشت به حق کردند، شیطان اعمال زشتشان را در نظرشان زینت داده و آنان را با آرزوهای طولانی فریفته است!///همانا آنان که برگشتند بر پشتهای خویش از پس آنکه آشکار شد برای ایشان هدایت شیطان بیاراست برای ایشان و فریبشان داد///بی‌گمان، کسانی که -پس از آنکه (راه) هدایت بر آنان روشن شد- به گذشته‌ها (ی باطل) شان برگشتند، شیطان برایشان (خواسته‌های شیطانیشان را) آراسته و به آرزوهای دور و درازشان انداخته است. quran_en_fa This, because they said to those who hate what Allah has revealed, "We will obey you in part of (this) matter"; but Allah knows their (inner) secrets. این به سبب آن است که آنان به کسانی [چون مشرکان و کافران] که نازل شدن وحی را خوش نداشتند، گفتند: [ما] در بعضی از امور [که بر ضد مؤمنان است] از شما اطاعت خواهیم کرد. در حالی که خدا اسرارشان را می‌داند.///این به سبب آن است که آنان به کسانی [چون مشرکان و کافران] که نازل شدن وحی را خوش نداشتند، گفتند: [ما] در بعضی از امور [که بر ضد مؤمنان است] از شما اطاعت خواهیم کرد. در حالی که خدا اسرارشان را می‌داند.///و این بدان سبب است که به آن گروه که آیات خدا را ناخوش مى‌داشتند، مى‌گفتند: ما در پاره‌اى از کارها فرمانبردار شما هستیم. و خدا از رازشان آگاه است.///این بدان سبب است که آنها به کسانى که نزول قرآن از جانب خدا را مکروه داشتند، گفتند: به زودى در برخى کارها از شما اطاعت خواهیم کرد. و خدا همداستانى سرى آنها را مى‌داند///چرا که آنان به کسانى که آنچه را خدا نازل کرده خوش نمى‌داشتند، گفتند: «ما در کار [مخالفت‌] تا حدودى از شما اطاعت خواهیم کرد.» و خدا از همداستانى آنان آگاه است.///این، به خاطر آن است که [بیماردلان] به کسانى که از دستورات الهى ناخشنود بودند، گفتند: «ما در بعضى امور، از شما اطاعت خواهیم کرد.» در حالى که خداوند پنهان‌کارى آنان را مى‌داند.///این (برگشتن از دین) برای آن بود که آن منافقان به دشمنان قرآن (پنهانی) گفتند: ما البته با شما (بر مخالفت محمد) تا بتوانیم موافقت می‌کنیم. و خدا از این سخن پنهانی آنها آگاه است.///این از آن است که به کسانی که [وحی‌] فرو فرستاده الهی را ناخوش داشته‌اند، گویند زودا که در بعضی کارها از شما اطاعت کنیم، و خداوند پنهانکاریشان را می‌داند///این بخاطر آن است که آنان به کسانی که نزول وحی الهی را کراهت داشتند گفتند: «ما در بعضی از امور از شما پیروی می‌کنیم؟» در حالی که خداوند پنهانکاری آنان را می‌داند.///این بدان است که گفتند بدانان که ناخوش داشتند آنچه را خدا فرستاد زود است فرمانبرداری کنیم شما را در پاره‌ای از کار و خدا داند نهان‌داشتن آنان را///این به‌راستی بدین جهت است که آنان به کسانی که آنچه را خدا نازل کرده بسی بدحال و بدنوال بودند. گفتند: «ما در برخی کارها از شما اطاعت خواهیم کرد.» حال آنکه خدا از پنهان کردن رازشان آگاه است. quran_en_fa But how (will it be) when the angels take their souls at death, and smite their faces and their backs? پس حال و وضعشان زمانی که فرشتگان جانشان را می‌گیرند در حالی که بر صورت و پشتشان [تازیانه عذاب] می‌زنند، چگونه خواهد بود؟!///پس حال و وضعشان زمانی که فرشتگان جانشان را می‌گیرند در حالی که بر صورت و پشتشان [تازیانه عذاب] می‌زنند، چگونه خواهد بود؟!///چگونه‌اند آنگاه که فرشتگان آنها را مى‌میرانند و بر صورت و پشتهایشان مى‌زنند؟///پس چگونه‌اند هنگامى که فرشتگان جانشان را مى‌گیرند در حالى که بر صورت‌ها و پشت‌هایشان مى‌کوبند///پس چگونه [تاب مى‌آورند] وقتى که فرشتگان [عذاب‌]، جانشان را مى‌ستانند و بر چهره و پشت آنان تازیانه مى‌نوازند؟///پس [حال آنان] چگونه خواهد بود، آن‌گاه که فرشتگان جانشان را بازگیرند، در حالى که به صورت و پشت آنان مى‌کوبند.///پس با چه حال سختی اینان رو به رو شوند هنگامی که فرشتگان (عذاب) جانشان بگیرند و بر روی و پشت آنها (تازیانه قهر) زنند؟!///پس چگونه باشد حالشان آنگاه که فرشتگان جانشان را بگیرند و چهره‌ها و پشتهایشان را فرو کوبند؟///حال آنها چگونه خواهد بود هنگامی که فرشتگان (مرگ) بر صورت و پشت آنان می‌زنند و جانشان را می‌گیرند؟!///پس چگونه است گاهی که بیابندشان فرشتگان زنند رویهای ایشان و پشتهای ایشان را///پس چگونه است هنگامی که فرشتگان (عذاب) جانشان را می‌ستانند، حال آنکه بر چهره‌ها و پشت‌هاشان می‌زنند؟ quran_en_fa This because they followed that which called forth the Wrath of Allah, and they hated Allah's good pleasure; so He made their deeds of no effect. این عذاب برای این است که آنان از آنچه خدا را به خشم آورده پیروی کردند، و خشنودی او را خوش نداشتند در نتیجه اعمالشان را تباه و بی اثر کرد.///این عذاب برای این است که آنان از آنچه خدا را به خشم آورده پیروی کردند، و خشنودی او را خوش نداشتند در نتیجه اعمالشان را تباه و بی اثر کرد.///این به کیفر آن است که از آنچه خدا را به خشم مى‌آورد پیروى مى‌کرده‌اند و از آنچه خشنودش مى‌ساخته کراهت داشته‌اند. خدا نیز اعمالشان را نابود کرد.///این بدان سبب است که آنها از آنچه خدا را به خشم آورده پیروى کردند و از خرسندى‌اش کراهت داشتند پس [خداوند] اعمالشان را نابود کرد///زیرا آنان از آنچه خدا را به خشم آورده پیروى کرده‌اند و خرسندیش را خوش نداشتند؛ پس اعمالشان را باطل گردانید.///این [نوع جان دادن] برای آن است که آنان از آنچه خداوند را به خشم مى‌آورد، پیروى کردند و خشنودى خدا را خوش نداشتند، پس خداوند نیز اعمالشان را تباه کرد.///این عذاب بدین سبب است که از پی راهی که موجب خشم خداست رفتند و راه رضا و خشنودی او را خوش نداشتند خدا هم اعمالشان را محو و باطل گردانید.///این از آن است که از آنچه خداوند را به خشم آورد پیروی می‌کنند و خشنودی او را ناخوش دارند، و [خداوند] اعمالشان را تباه [و بی‌ارزش‌] کند///این بخاطر آن است که آنها از آنچه خداوند را به خشم می‌آورد پیروی کردند، و آنچه را موجب خشنودی اوست کراهت داشتند؛ از این رو (خداوند) اعمالشان را نابود کرد!///این بدان است که پیروی کردند آنچه را به خشم آورد خدا را و ناخوش داشتند خوش‌آیند او را پس تباه ساخت کردارهای ایشان را///این بدین سبب است که آنان از آنچه خدا را به خشم آورده پیروی کرده‌اند، و خوشامدش را بس ناخوش داشتند. پس اعمالشان را تباه و ناچیز کرد. quran_en_fa Or do those in whose hearts is a disease, think that Allah will not bring to light all their rancour? بلکه کسانی که در دل هایشان بیماری است، گمان کردند که خدا کینه هایشان را آشکار نخواهد کرد.///بلکه کسانی که در دل هایشان بیماری است، گمان کردند که خدا کینه هایشان را آشکار نخواهد کرد.///آیا آنان که در دلشان مرضى است مى‌پندارند که خدا کینه‌اى را که در دل نهفته دارند آشکار نخواهد کرد؟///آیا کسانى که در دل‌هایشان بیمارى است، پنداشته‌اند که خدا هرگز کینه‌هایشان را فاش نخواهد کرد///آیا کسانى که در دلهایشان مرضى هست، پنداشتند که خدا هرگز کینه آنان را آشکار نخواهد کرد؟///آیا کسانى که در دل‌هایشان بیمارى [نفاق و کفر] است، پنداشته‌اند که خداوند هیچ وقت کینه‌ها و حسادتشان را آشکار نخواهد کرد؟///آیا آنان که در دل مرض (نفاق پنهان) دارند پندارند که خدا کینه درونی آنها را آشکار نمی‌سازد؟///آیا بیماردلان پنداشته‌اند که خداوند هرگز حقد و حسدهایشان را آشکار نمی‌سازد؟///آیا کسانی که در دلهایشان بیماری است گمان کردند خدا کینه‌هایشان را آشکار نمی‌کند؟!///یا پنداشتند آنان که در دلهاشان بیماری است که هرگز برون نیارد خدا کینه‌های آنان را///یا کسانی که در دل‌هاشان مرضی هست، پنداشتند که خدا هرگز کینه‌هاشان را برون [: افشا] نخواهد کرد؟ quran_en_fa Had We so wiled, We could have shown them up to thee, and thou shouldst have known them by their marks: but surely thou wilt know them by the tone of their speech! And Allah knows all that ye do. و اگر بخواهیم یقینا آنان را به تو نشان می‌دهیم تا آنان را از روی نشانه هایشان بشناسی، و بی تردید آنان را از شیوه سخن گفتن خواهی شناخت؛ و خدا کارهای شما را می‌داند.///و اگر بخواهیم یقینا آنان را به تو نشان می‌دهیم تا آنان را از روی نشانه هایشان بشناسی، و بی تردید آنان را از شیوه سخن گفتن خواهی شناخت؛ و خدا کارهای شما را می‌داند.///اگر بخواهیم، آنها را به تو مى‌نمایانیم و تو آنها را به سیمایشان یا از شیوه سخنشان خواهى شناخت، و خدا از اعمالتان آگاه است.///و اگر مى‌خواستیم، قطعا آنها را به تو نشان مى‌دادیم و در نتیجه ایشان را به سیمایشان مى‌شناختى، و البته تو آنها را در لحن [و زهر] کلامشان [به راحتى‌] مى‌شناسى، و خدا از [ظاهر و باطن‌] اعمالتان آگاه است///و اگر بخواهیم، قطعا آنان را به تو مى‌نمایانیم، در نتیجه ایشان را به سیماى [حقیقى‌] شان مى‌شناسى و از آهنگ سخن به [حال‌] آنان پى خواهى برد؛ و خداست که کارهاى شما را مى‌داند.///و اگر بخواهیم، آنان را به تو مى‌نمایانیم، آن‌گاه ایشان را به سیمایشان مى‌شناسى و در آهنگ کلامشان آنان را خواهى شناخت و خداوند کارهایتان را مى‌داند.///اگر ما می‌خواستیم حقیقت آنها را (به وحی) بر تو آشکار می‌ساختیم تا به باطن آنها از سیمای ظاهرشان پی برده و در طی سخن کاملا آنها را بشناسی. و (ای منافقان و ای مؤمنان) خدا به همه کارهای شما آگاه است.///و اگر بخواهیم آنان را به تو می‌نمایانیم، آنگاه ایشان را به سیمایشان می‌شناسی، و آنان را از آهنگ سخنشان می‌شناسی، و خداوند [ظاهر و باطن‌] اعمالتان را می‌داند///و اگر ما بخواهیم آنها را به تو نشان می‌دهیم تا آنان را با قیافه‌هایشان بشناسی، هر چند می‌توانی آنها را از طرز سخنانشان بشناسی؛ و خداوند اعمال شما را می‌داند!///و اگر می‌خواستیم هر آینه می‌نمودیمت آنان را که بشناسیشان با چهره‌هاشان و بشناسیشان هر آینه در آهنگ گفتار و خدا داند کارهای شما را///و اگر بخواهیم، همواره آنان را به تو می‌نمایانیم، پس ایشان را به چهره‌هاشان همواره بشناسی. و به‌راستی در اشاره‌ی گزاف سخن (شان)، به (حال) آنان به‌خوبی پی خواهی برد. و خداست که کارهای شما را می‌داند. quran_en_fa And We shall try you until We test those among you who strive their utmost and persevere in patience; and We shall try your reported (mettle). به یقین ما شما را امتحان می‌کنیم تا مجاهدان از شما و صابران را مشخص نماییم، و اخبار شما را نیز [که اعمال و اسرار شماست] می‌آزماییم [تا صدق و کذب شما را در همه امور معلوم بداریم.]///به یقین ما شما را امتحان می‌کنیم تا مجاهدان از شما و صابران را مشخص نماییم، و اخبار شما را نیز [که اعمال و اسرار شماست] می‌آزماییم [تا صدق و کذب شما را در همه امور معلوم بداریم.]///و شما را مى‌آزماییم تا مجاهدان و صابرانتان را معلوم داریم و حدیثتان را آشکار کنیم.///و البته شما را مى‌آزماییم تا مجاهدان و صابران شما را بشناسیم و گزارش‌هاى [مربوط به‌] شما را رسیدگى و برملا کنیم///و البته شما را مى‌آزماییم تا مجاهدان و شکیبایان شما را باز شناسانیم، و گزارشهاى [مربوط به‌] شما را رسیدگى کنیم.///ما قطعا شما را مى‌آزماییم، تا از میان شما، مجاهدان و صابران را نشان دهیم و اخبار [و اعمالتان] را آزمایش خواهیم کرد.///و البته ما (به حکم جهاد) شما را در مقام امتحان می‌آوریم تا (مقام) آن را که در راه خدا جهاد و مجاهده و کوشش دارد و (بر رنج آن) صبر می‌کند معلوم سازیم و اخبار و اظهارات شما (منافقان) را نیز (به مقام عمل) بیازماییم.///و همه گونه می‌آزماییمتان تا از میان شما مجاهدان و صابران را معلوم بداریم، و احوالتان را بشناسانیم‌///ما همه شما را قطعا می‌آزمائیم تا معلوم شود مجاهدان واقعی و صابران از میان شما کیانند، و اخبار شما را بیازماییم!///هر آینه بیازمائیم شما را تا بدانیم کوششگران را از شما و شکیبایان را و بیازمائیم داستانها (یا آگهیهای) شما را///و به‌راستی شما را بی‌گمان می‌آزماییم، تا مجاهدان و شکیبایان از شما را نشانه نهیم و گزارش‌هایتان را ارزیابی کنیم. quran_en_fa Those who reject Allah, hinder (men) from the Path of Allah, and resist the Messenger, after Guidance has been clearly shown to them, will not injure Allah in the least, but He will make their deeds of no effect. مسلما آنان که کفر ورزیدند و [مردم را] از راه خدا باز داشتند و پس از آنکه هدایت برای آنان روشن شد با پیامبر به شدت دشمنی نمودند، هرگز هیچ زیانی به خدا نمی‌رسانند و خدا به زودی اعمالشان را تباه و بی اثر می‌کند.///مسلما آنان که کفر ورزیدند و [مردم را] از راه خدا باز داشتند و پس از آنکه هدایت برای آنان روشن شد با پیامبر به شدت دشمنی نمودند، هرگز هیچ زیانی به خدا نمی‌رسانند و خدا به زودی اعمالشان را تباه و بی اثر می‌کند.///کسانى که ایمان نیاوردند و از راه خدا رویگردان شدند و با آنکه راه هدایت برایشان آشکار شده بود با پیامبر مخالفت ورزیدند، هیچ زیانى به خدا نخواهند رسانید و خدا اعمالشان را نابود خواهد کرد.///[و] کسانى که کافر شدند و [مردم را] از راه خدا بازداشتند و پس از آن که راه هدایت براى آنها آشکار شد، با رسول [خدا] در افتادند، هرگز به خدا گزندى نمى‌رسانند، و [خدا] به زودى کرده‌هایشان را تباه مى‌کند///کسانى که کافر شدند و [مردم را] از راه خدا باز داشتند و پس از آنکه راه هدایت بر آنان آشکار شد، با پیامبر [خدا] در افتادند، هرگز به خدا گزندى نمى‌رسانند؛ و به زودى [خدا] کرده‌هایشان را تباه خواهد کرد.///کسانى که کفر ورزیدند و [مردم را] از راه خدا بازداشتند و پس از آن که راه هدایت برایشان روشن شد، با پیامبر مخالفت کردند، هرگز به خداوند گزندى نمی‌رسانند و به زودی خداوند اعمال شما را تباه می‌سازد.///آنان که کافر شدند و راه خدا را (به روی خلق) بستند و با رسول او پس از آنکه راه هدایت بر آنها روشن شد باز مخالفت کردند به خدا ضرری نمی‌رسانند (و زیان مخالفت بر خود آنهاست) و اعمال آنها را خدا البته بی اثر و محو و نابود می‌گرداند.///بی‌گمان کسانی که کفرورزیده‌اند و [مردم را] از راه خدا باز داشته‌اند، و پس از آنکه راه هدایت بر آنان روشن شده است، با پیامبر مخالفت ورزیده‌اند، هرگز به خداوند زیانی نمی‌رسانند و زودا که [خداوند] اعمالشان را تباه و [بی‌ارزش‌] گرداند///آنان که کافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند و بعد از روشن‌شدن هدایت برای آنان (باز) به مخالفت با رسول (خدا) برخاستند، هرگز زیانی به خدا نمی‌رسانند و (خداوند) بزودی اعمالشان را نابود می‌کند!///همانا آنان که کفر ورزیدند و بازداشتند از راه خدا و ستیزه کردند با پیمبر پس از آنکه روشن شد برای ایشان رهبری هرگز آسیب نرسانند خدا را به چیزی و زود است تباه سازد کارهای آنان را///همانا کسانی که کافر شدند و (مردم را) از راه خدا باز داشتند و پس از آنکه راه هدایت بر آنان آشکار شد، با پیامبر (خدا) به جدایی درافتادند، هرگز به خدا گزندی نمی‌رسانند؛ و به زودی (خدا) کرده‌هایشان را تباه خواهد کرد. quran_en_fa O ye who believe! Obey Allah, and obey the messenger, and make not vain your deeds! ای اهل ایمان! خدا را اطاعت کنید و پیامبر را اطاعت کنید و اعمالتان را [با تخلف از دستورها خدا و پیامبر، شرک، نفاق، منت گذاری و ریا] باطل مکنید.///ای اهل ایمان! خدا را اطاعت کنید و پیامبر را اطاعت کنید و اعمالتان را [با تخلف از دستورها خدا و پیامبر، شرک، نفاق، منت گذاری و ریا] باطل مکنید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از خدا اطاعت کنید و از پیامبر اطاعت کنید و اعمال خویش را باطل مسازید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! اطاعت خدا کنید و اطاعت رسول کنید و اعمال خود را باطل نسازید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، خدا را اطاعت کنید و از پیامبر [او نیز] اطاعت نمایید، و کرده‌هاى خود را تباه مکنید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! خدا را اطاعت کنید و از پیامبر پیروى نمایید و [با نافرمانی] کارهایتان را باطل مسازید.///ای اهل ایمان، خدا را اطاعت کنید و رسول او را اطاعت کنید و اعمال خود را ضایع و باطل نگردانید.///ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خداوند و از پیامبر اطاعت کنید و اعمالتان را باطل مگردانید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید خدا را، و اطاعت کنید رسول (خدا) را، و اعمال خود را باطل نسازید!///ای آنان که ایمان آوردید فرمان برید خدا را و فرمان برید پیمبر را و تباه نسازید کارهای خود را///هان ای کسانی که ایمان آوردید! خدا را اطاعت کنید و پیامبرش را (نیز) اطاعت کنید و (با تخلفتان در این میان) اعمالتان را باطل مکنید. quran_en_fa Those who reject Allah, and hinder (men) from the Path of Allah, then die rejecting Allah,- Allah will not forgive them. مسلما کسانی که کافر شدند و [مردم را] از راه خدا باز داشتند، سپس در حال کفر از دنیا رفتند، هرگز خدا آنان را نمی‌آمرزد.///مسلما کسانی که کافر شدند و [مردم را] از راه خدا باز داشتند، سپس در حال کفر از دنیا رفتند، هرگز خدا آنان را نمی‌آمرزد.///خدا کسانى را که کفر ورزیدند و مردم را از راه خدا باز داشتند و در کفر مردند، هرگز نخواهد آمرزید.///محققا آنان که کفر ورزیدند و مانع راه خدا شدند، سپس در حال کفر مردند، خدا هرگز آنها را نخواهد بخشید///آنان که کفر ورزیدند و مانع راه خدا شدند، سپس در حال کفر مردند، هرگز خدا از آنان درنخواهد گذشت.///کسانى که کافر شدند و [مردم را] از راه خدا بازداشتند، سپس در حال کفر از دنیا رفتند، خداوند هرگز آنان را نخواهد بخشید.///آنان که کافر شدند و راه خدا را (به روی خلق) بستند و به حال کفر مردند دیگر ابدا خدا آنها را نخواهد بخشید.///بی‌گمان کسانی که کفرورزیده‌اند و [مردم را] از راه خدا باز داشته‌اند، سپس در حالی که کافر بوده‌اند در گذشته‌اند، هرگز خداوند آنان را نمی‌آمرزد///کسانی که کافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند سپس در حال کفر از دنیا رفتند، خدا هرگز آنها را نخواهد بخشید.///همانا آنان که کفر ورزیدند و بازداشتند از راه خدا پس مردند حالی که بودند کافران هرگز نیامرزد خدا آنان را///بی‌گمان آنان که کفر ورزیدند و از راه خدا جلوگیری کردند، سپس در حال کفر مردند، هرگز خدا از آنان درنخواهد گذشت. quran_en_fa Be not weary and faint-hearted, crying for peace, when ye should be uppermost: for Allah is with you, and will never put you in loss for your (good) deeds. پس [با توجه به یاری و کارسازی خدا] سست نشوید و [کافران و مشرکان را] به آشتی و صلحی [که برای شما خفت بار است] دعوت نکنید، در حالی که شما برتر هستید و خدا با شماست و هرگز از [ثواب و پاداش] اعمالتان نمی‌کاهد.///پس [با توجه به یاری و کارسازی خدا] سست نشوید و [کافران و مشرکان را] به آشتی و صلحی [که برای شما خفت بار است] دعوت نکنید، در حالی که شما برتر هستید و خدا با شماست و هرگز از [ثواب و پاداش] اعمالتان نمی‌کاهد.///سستى نورزید تا دعوت به مصالحه کنید. شما برتر هستید و خدا با شماست و از پاداشهایتان نخواهد کاست.///پس سست نشوید و [کافران را] به آشتى مخوانید و شما برترید و خدا با شماست و کارها [و تلاش‌] هاى شما را ناقص نخواهد گذاشت [و پیروزتان خواهد کرد]///پس سستى نورزید و [کافران را] به آشتى مخوانید [که‌] شما برترید و خدا با شماست و از [ارزش‌] کارهایتان هرگز نخواهد کاست.///پس سستى نورزید تا [دشمنان را] به صلح و سازش دعوت کنید، با این که شما برترید و خداوند با شماست و هرگز چیزى از [پاداش] اعمالتان را کم نمى‌کند.///پس (شما ای اهل ایمان در کار دین) سستی روا مدارید و (از ترس جنگ، کافران را) دعوت به صلح مکنید، که شما غالب و بلند مقام‌تر خواهید بود و خدا با شماست و از (ثواب) اعمال شما هیچ نمی‌کاهد.///پس سستی‌مورزید و از در صلح و سازش در نیایید که شما برتر و [چیره‌] اید و خداوند با شماست و [پاداش‌] اعمال شما را نمی‌کاهد///پس هرگز سست نشوید و (دشمنان را) به صلح (ذلت‌بار) دعوت نکنید در حالی که شما برترید، و خداوند با شماست و چیزی از (ثواب) اعمالتان را کم نمی‌کند!///پس زبون (سست) نشوید که خوانید بسوی آشتی و شمائید سرافرازان (چیره‌گان) و خدا با شما است و هرگز نکاهد از شما کارهای شما را///پس سستی نورزید حال آنکه (کافران را) به آشتی می‌خوانید، با آنکه شما (از آنان) برترید. و خدا با شماست و (ارزش) کارهایتان را هرگز نخواهد کاست. quran_en_fa The life of this world is but play and amusement: and if ye believe and guard against Evil, He will grant you your recompense, and will not ask you (to give up) your possessions. زندگی دنیا فقط بازی و سرگرمی است، اگر ایمان بیاورید و پرهیزکاری کنید، خدا پاداش هایتان را می‌دهد و از شما نمی‌خواهد [که] اموالتان را [در راه خدا انفاق کنید؛]///زندگی دنیا فقط بازی و سرگرمی است، اگر ایمان بیاورید و پرهیزکاری کنید، خدا پاداش هایتان را می‌دهد و از شما نمی‌خواهد [که] اموالتان را [در راه خدا انفاق کنید؛]///جز این نیست که زندگى اینجهانى بازیچه و بیهودگى است. و اگر ایمان بیاورید و پرهیزگارى کنید خدا پاداشهایتان را خواهد داد، و از شما اموالتان را نمى‌طلبد.///زندگى دنیا جز بازیچه و بیهودگى نیست، و اگر ایمان بیاورید و تقوا پیشه کنید [خدا] پاداش شما را مى‌دهد و اموالتان را [به عوض‌] نمى‌خواهد///زندگى این دنیا لهو و لعبى بیش نیست، و اگر ایمان بیاورید و پروا بدارید [خدا] پاداش شما را مى‌دهد و اموالتان را [در عوض‌] نمى‌خواهد.///زندگانى دنیا، تنها بازیچه و سرگرمى است و اگر ایمان بیاورید و تقوا پیشه کنید، خداوند به شما پاداش مى‌دهد و همه‌ی اموالتان را از شما نمى‌خواهد.///البته زندگانی دنیا به جز بازیچه و هوسرانی نیست و اگر ایمان آرید و پرهیزکار شوید پاداش اعمال شما را خواهد داد و از اموال شما چیزی (مزد هدایت) نمی‌خواهد.///همانا زندگانی دنیا [مانند] بازیچه و سرگرمی است و اگر ایمان داشته باشید و پروا و پرهیز بورزید، پاداشهایتان را به شما می‌پردازد، و [همه‌] اموال شما را از شما نمی‌گیرد///زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی است؛ و اگر ایمان آورید و تقوا پیشه کنید، پاداشهای شما را می‌دهد و اموال شما را نمی‌طلبد،///جز این نیست که زندگانی دنیا بازی و هوسرانی است و اگر ایمان آرید و پرهیزکاری کنید بپردازد به شما مزدهای شما را و نپرسد از شما (نخواهد) خواسته‌های شما را///زندگی این دنیا تنها بازی و بازدارنده‌ا‌ی (از حق) است و اگر ایمان بیاورید و (خدا را) پروا بدارید، خدا پاداش‌هاتان را می‌دهد و اموالتان را (در عوض) از شما نمی‌خواهد. quran_en_fa If He were to ask you for all of them, and press you, ye would covetously withhold, and He would bring out all your ill-feeling. اگر همه اموال شما را بخواهد و بر شما اصرار ورزد، بخل می‌کنید و [سبب می‌شود که] کینه‌های درونی شما را بیرون بریزد [و آن زمان است که گمراه می‌شوید.]///اگر همه اموال شما را بخواهد و بر شما اصرار ورزد، بخل می‌کنید و [سبب می‌شود که] کینه‌های درونی شما را بیرون بریزد [و آن زمان است که گمراه می‌شوید.]///اگر از شما مالى طلبد و به اصرار هم طلبد، آنگاه بخل مى‌ورزید و کینه‌هاى نهفته‌تان را آشکار مى‌سازد.///اگر از شما مالى طلب کند و اصرار نماید، بخل مى‌ورزید و کینه‌هاى شما را برملا مى‌سازد///اگر [اموال‌] شما را بخواهد و به اصرار از شما طلب کند بخل مى‌ورزید، و کینه‌هاى شما را برملا مى‌کند.///اگر خداوند اموالتان را بخواهد و بر آن اصرار ورزد، بخل مى‌ورزید و [خداوند] کینه‌هاى شما را آشکار مى‌سازد.///اگر از مال شما خدا چیزی به اصرار هم بخواهد باز بخل می‌ورزید و کینه و خبث درونی شما را آشکار می‌سازد.///اگر آن را از شما بطلبد و بر شما سخت بگیرد [چه بسا] بخل ورزید و ناهمدلی شما را آشکار سازد///چرا که هر گاه اموال شما را مطالبه کند و حتی اصرار نماید، بخل می‌ورزید؛ و کینه و خشم شما را آشکار می‌سازد!///اگر بپرسد آنها را از شما پس ایستادگی کند در خواستن (سختی ورزد) خودداری کنید و برون آرد (آشکار کند) کینه‌های شما را///اگر اموال شما را بخواهد، پس به اصرار و اجبار از شما طلب کند، بخل می‌ورزید. و (بدین ترتیب) کینه‌های شدیدتان را برملا می‌کند. quran_en_fa Behold, ye are those invited to spend (of your substance) in the Way of Allah: But among you are some that are niggardly. But any who are niggardly are so at the expense of their own souls. But Allah is free of all wants, and it is ye that are needy. If ye turn back (from the Path), He will substitute in your stead another people; then they would not be like you! آگاه باشید! شما همان مردمی هستید که برای انفاق در راه خدا دعوت می‌شوید، پس برخی از شما بخل می‌ورزند، و هر که بخل پیشه کند، فقط نسبت به [سعادت و خوشبختی] خود بخیل است، و خدا [از انفاق و صدقات شما] بی نیاز است، و شمایید که نیازمند هستید؛ و اگر [از فرمان‌های او] روی بگردانید به جای شما گروه دیگری را می‌آورد که مانند شما [روی گردان، سست عقیده و بخیل] نخواهند بود.///آگاه باشید! شما همان مردمی هستید که برای انفاق در راه خدا دعوت می‌شوید، پس برخی از شما بخل می‌ورزند، و هر که بخل پیشه کند، فقط نسبت به [سعادت و خوشبختی] خود بخیل است، و خدا [از انفاق و صدقات شما] بی نیاز است، و شمایید که نیازمند هستید؛ و اگر [از فرمان‌های او] روی بگردانید به جای شما گروه دیگری را می‌آورد که مانند شما [روی گردان، سست عقیده و بخیل] نخواهند بود.///آگاه باشید که شما را دعوت مى‌کنند تا در راه خدا انفاق کنید. بعضى از شما بخل مى‌ورزند؛ و هر کس که بخل ورزد، در حق خود بخل ورزیده است. زیرا خدا بى‌نیاز است و شما نیازمندانید. و اگر روى برتابید، به جاى شما مردمى دیگر آرد که هرگز همسان شما نباشند.///آگاه باشید! این شماها هستید که براى انفاق در راه خدا دعوت مى‌شوید، سپس برخى از شما بخل مى‌ورزد. و هر کس بخل ورزد، فقط در حق خود بخل ورزیده و [گر نه‌] خدا بى‌نیاز است و شما نیازمندانید. و اگر روى برتابید، خداوند قومى غیر از شما را جانشین مى‌کند که آنه///شما همان [مردمى‌] هستید که براى انفاق در راه خدا فرا خوانده شده‌اید. پس برخى از شما بخل مى‌ورزند، و هر کس بخل ورزد تنها به زیان خود بخل ورزیده، و [گرنه‌] خدا بى‌نیاز است و شما نیازمندید؛ و اگر روى برتابید [خدا] جاى شما را به مردمى غیر از شما خواهد داد که مانند شما نخواهند بود.///آگاه باشید! شمایید که براى انفاق در راه خدا دعوت مى‌شوید، پس برخى از شما بخل مى‌ورزند و هر کس بخل پیشه کند، نسبت به [نیکبختى‌] خود بخل کرده است و خداوند غنى و بى‌نیاز است و شمایید نیازمندان! و اگر روى بگردانید، قومى جز شما را جایگزین مى‌کند که همچون شما نباشند.///آری شما همان مردمید که برای انفاق در راه (تبلیغ دین) خدا دعوت می‌شوید باز بعضی از شما بخل می‌ورزند، و هر که بخل کند بر ضرر خود اوست و گرنه خدا (از خلق) بی نیاز است و شما فقیر و نیازمندید. و اگر شما روی بگردانید خدا قومی غیر شما که مانند شما (بخیل) نیستند (بلکه بسی از شما بهتر و فداکارترند) به جای شما پدید آرد.///همین شما هستید که از شما خواسته می‌شود که در راه خدا انفاق کنید، آنگاه بعضی از شما هستند که بخل می‌ورزند، و هر کس بخل ورزد همانا از خود دریغ می‌ورزد، و خداوند بی‌نیاز است و شما نیازمندانید، و اگر روی بگردانید قومی غیر شما را جانشین شما می‌سازد، آنگاه آنان مانند شما نخواهند بود///آری، شما همان گروهی هستید که برای انفاق در راه خدا دعوت می‌شوید، بعضی از شما بخل می‌ورزند؛ و هر کس بخل ورزد، نسبت به خود بخل کرده است؛ و خداوند بی‌نیاز است و شما همه نیازمندید؛ و هرگاه سرپیچی کنید، خداوند گروه دیگری را جای شما می‌آورد پس آنها مانند شما نخواهند بود (و سخاوتمندانه در راه خدا انفاق می‌کنند).///اینک شمائید که خوانده می‌شوید به انفاق کردن در راه خدا پس از شما است آنکه خودداری کند (بخل ورزد) و هر که خودداری کند جز این نیست که بر جان خویش خودداری کند و خدا بی‌نیاز است و شمائید نیازمندان و اگر پشت کنید بگیرد بجای شما گروهی را جز شما پس نباشند مانندگان شما///هان! شما همان (مردمی) هستید (که) برای انفاق در راه خدا فرا خوانده می‌شوید. پس برخی از شما بخل می‌ورزد و هر کس بخل ورزد، تنها به زیان خود بخل می‌ورزد. و خدا بی‌نیاز است و شما نیازمندید. و اگر روی برتابید، خدا جای شما را به مردمی غیر از شما خواهد داد (و) سپس همانندتان نیستند. quran_en_fa Verily We have granted thee a manifest Victory: به راستی ما برای تو پیروزی آشکاری فراهم آوردیم؛///به راستی ما برای تو پیروزی آشکاری فراهم آوردیم؛///ما براى تو پیروزى نمایانى را مقدر کرده‌ایم.///حقا ما تو را پیروزى بخشیدیم، پیروزى درخشانى///ما تو را پیروزى بخشیدیم [چه‌] پیروزى درخشانى!///به راستی ما پیروزی آشکارى را براى تو پیش آوردیم.///(ای رسول ما غم مدارکه) البته ما تو را به فتح آشکاری فیروز می‌گردانیم (که نه بس شهر مکه بلکه شهر دلهای اهل عالم را فتح کنی).///همانا گشایشی آشکار در کار تو پدید آوردیم‌///ما برای تو پیروزی آشکاری فراهم ساختیم! …///همانا پیروزی دادیم پیروزی آشکار (یا بگشودیم برایت گشایشی آشکار)///ما به‌راستی برای تو گشایش و پیروزی بخشیدیم، (چه) پیروزی روشنگری. quran_en_fa That Allah may forgive thee thy faults of the past and those to follow; fulfil His favour to thee; and guide thee on the Straight Way; تا خدا [با این پیروزی آشکار] آنچه را [به وسیله دشمنان از توطئه‌ها و موانع و مشکلات در راه پیشرفت دعوتت به اسلام] در گذشته پیش آمده و آینده پیش خواهد آمد از میان بردارد، و نعمتش را بر تو کامل کند، و به راهی راست راهنمایی ات نماید؛///تا خدا [با این پیروزی آشکار] آنچه را [به وسیله دشمنان از توطئه‌ها و موانع و مشکلات در راه پیشرفت دعوتت به اسلام] در گذشته پیش آمده و آینده پیش خواهد آمد از میان بردارد، و نعمتش را بر تو کامل کند، و به راهی راست راهنمایی ات نماید؛///تا خدا گناه تو را آنچه پیش از این بوده و آنچه پس از این باشد براى تو بیامرزد و نعمت خود را بر تو تمام کند و تو را به صراط مستقیم راه نماید.///تا خدا گناه گذشته و اخیرت را [که به تو نسبت مى‌دادند] برطرف سازد و نعمتش را بر تو تمام کند و تو را به راهى راست هدایت نماید///تا خداوند از گناه گذشته و آینده تو درگذرد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهى راست هدایت کند.///تا خداوند پیامدهای ناگوار [دعوتت] را در گذشته و حال بر تو بپوشاند و نعمتش را بر تو تمام کند و تو را به راهی راست هدایت نماید.///تا خدا از گناه گذشته و آینده تو در گذرد (مفسرین در این آیه گویند: مراد از گناه پیغمبر گناه او بود به عقیده مشرکان که دعوت او را به توحید خدا بزرگترین گناه او می‌شمردند و مقصود از گناه گذشته و آینده دعوت قبل از هجرت و بعد از هجرت بود) و نعمت خود را بر تو به حد کمال رساند و تو را به راه مستقیم (شرع اسلام به وحی خود) هدایت کند.///تا سرانجام خداوند گناه نخستین و اخیر [امت‌] تو را برای تو بیامرزد و نعمتش را بر تو به کمال برساند و تو را به راهی راست هدایت فرماید///تا خداوند گناهان گذشته و آینده‌ای را که به تو نسبت می‌دادند ببخشد (و حقانیت تو را ثابت نموده) و نعمتش را بر تو تمام کند و به راه راست هدایتت فرماید؛///تا بیامرزد برایت خدا آنچه را که پیشی گرفت از گناهت و آنچه را پس آمد و انجام رساند نعمتش را بر تو و رهبریت کند به راهی راست‌///تا خدا پی‌آمد خطرناک دنیوی کار (رسالت) تو را - گذشته و آینده‌اش - را بپوشاند و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهی راست هدایت کند. quran_en_fa And that Allah may help thee with powerful help. و خدا تو را به نصرتی توانمندانه و شکست ناپذیر یاری دهد.///و خدا تو را به نصرتی توانمندانه و شکست ناپذیر یاری دهد.///و خدا یاریت کند یارى‌کردنى پیروزمندانه.///و تو را به نصرتى بى‌شکست یارى دهد///و تو را به نصرتى ارجمند یارى نماید.///و خداوند تو را با پیروزى شکست‌ناپذیرى یارى نماید.///و خدا تو را به نصرتی با عزت و کرامت یاری کند.///و خداوند تو را به نصرتی پیروزمندانه یاری دهد///و پیروزی شکست‌ناپذیری نصیب تو کند.///و یاریت کند خدا یاریی سرفراز (عزتمند)///و خدا تو را به نصرتی ارجمند یاری نماید. quran_en_fa It is He Who sent down tranquillity into the hearts of the Believers, that they may add faith to their faith;- for to Allah belong the Forces of the heavens and the earth; and Allah is Full of Knowledge and Wisdom;- اوست که آرامش را در دل‌های مؤمنان نازل کرد، تا ایمانی بر ایمانشان بیفزاید. و سپاهیان آسمان و زمین فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست؛ و خدا همواره دانا و حکیم است.///اوست که آرامش را در دل‌های مؤمنان نازل کرد، تا ایمانی بر ایمانشان بیفزاید. و سپاهیان آسمان و زمین فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست؛ و خدا همواره دانا و حکیم است.///اوست که بر دلهاى مؤمنان آرامش فرستاد تا بر ایمانشان پیوسته بیفزاید. و از آن خداست لشکرهاى آسمانها و زمین، و خدا دانا و حکیم است.///او کسى است که آرامش را در دل‌هاى مؤمنان نازل کرد تا ایمانى بر ایمانشان بیفزایند، و لشکریان آسمان‌ها و زمین از آن خداست و خداوند داناى حکیم است///اوست آن کس که در دلهاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ایمانى بر ایمان خود بیفزایند. و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداست، و خدا همواره داناى سنجیده‌کار است.///اوست که آرامش را بر دل‌هاى مؤمنان فروفرستاد، تا ایمانى بر ایمانشان بیافزایند و لشکریان آسمان‌ها و زمین براى خداست و خداوند، دانایى فرزانه است.///اوست خدایی که سکینت و وقار بر دلهای مؤمنان آورد تا بر یقین و ایمانشان بیفزاید، و سپاه قوای آسمانها و زمین همه لشکر خداست و خدا دانا و به حکمت نظام آفرینش آگاه است.///هموست که آرامش را در دلهای مؤمنان جای داد، تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند، و سپاههای آسمان و زمین خداوند راست، و خداوند دانای فرزانه است‌///او کسی است که آرامش را در دلهای مؤمنان نازل کرد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند؛ لشکریان آسمانها و زمین از آن خداست، و خداوند دانا و حکیم است.///او است آنکه فرستاد آرامش را در دلهای مؤمنان تا بیفزایند ایمانی بر ایمانشان و خدا را است لشکرهای آسمانها و زمین و خدا است دانای حکیم‌///او کسی است که در دل‌های مؤمنان آرامش (ویژه) را فرو فرستاد تا ایمانی با (داشتن) ایمانشان بیفزایند. و سپاهیان آسمان‌ها و زمین تنها از خدایند. و خدا بس دانایی سنجیده‌کار بوده است. quran_en_fa That He may admit the men and women who believe, to Gardens beneath which rivers flow, to dwell therein for aye, and remove their ills from them;- and that is, in the sight of Allah, the highest achievement (for man),- تا مردان و زنان مؤمن را در بهشت هایی درآورد که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است در حالی که در آن جاودانه‌اند، و گناهانشان را از آنان محو کند، و این [سرانجام نیک] نزد خدا کامیابی بزرگ است.///تا مردان و زنان مؤمن را در بهشت هایی درآورد که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است در حالی که در آن جاودانه‌اند، و گناهانشان را از آنان محو کند، و این [سرانجام نیک] نزد خدا کامیابی بزرگ است.///و تا مردان و زنان مؤمن را به بهشتهایى داخل کند که در آن نهرها جارى است و در آنجا جاویدانند و گناهانشان را بزداید. و این در نزد خدا کامیابى بزرگى است.///تا مردان و زنانى را که ایمان آورده‌اند، به بهشت‌هایى داخل کند که از پاى درختانش نهرها جارى است و در آن جاویدان بمانند و بدى‌هایشان را از آنها بپوشاند و این در پیشگاه خدا کامیابى بزرگى است///تا مردان و زنانى را که ایمان آورده‌اند در باغهایى که از زیر [درختان‌] آن جویبارها روان است، درآورد و در آن جاویدان بدارد، و بدیهایشان را از آنان بزداید؛ و این [فرجام نیک‌] در پیشگاه خدا کامیابى بزرگى است.///[آن آرامش‌بخشی همچنین برای این بود] تا خداوند مردان و زنان باایمان را به باغ‌هایى [بهشتی] که نهرهایى از زیر [درختان] آن جارى است، درآورد، در حالى که جاودانه در آن باشند و گناهانشان را مى‌پوشاند و این نزد خداوند، رستگارى بزرگى است.///این (فتح یا فزودن ایمان) برای آن است که خدا می‌خواهد مردان و زنان مؤمن را تا ابد در بهشت‌هایی که زیر درختانش نهرها جاری است داخل گرداند و گناهانشان را تمام ببخشد و این به حقیقت نزد خدا فیروزی بزرگ است.///تا سرانجام مردان مؤمن و زنان مؤمن را به بوستانهایی که جویباران از فرو دست آن جاری است درآورد، که جاودانه در آنجا هستند، و سیئاتشان را از ایشان بزداید، و این نزد خداوند رستگاری بزرگی است‌///هدف (دیگر از آن فتح مبین) این بود که مردان و زنان با ایمان را در باغهایی (از بهشت) وارد کند که نهرها از زیر (درختانش) جاری است، در حالی که جاودانه در آن می‌مانند، و گناهانشان را می‌بخشد، و این نزد خدا رستگاری بزرگی است!///تا درآرد مردان و زنان مؤمن را به بهشتهائی که روان است زیر آنها جویها جاودانان در آنها و بزداید از ایشان بدیهای ایشان را و آن است نزد خدا رستگاری بزرگ///تا مردان و زنانی را که ایمان آورده‌اند در باغ‌هایی که از زیر (درختان) ‌شان نهرها روان است، جاودانه در آورد و بدی‌هایشان را از آنان بزداید؛ و این (فرجام نیک) در پیشگاه خدا به‌سلامتی کامیابی بزرگی بوده است. quran_en_fa And that He may punish the Hypocrites, men and women, and the Polytheists men and women, who imagine an evil opinion of Allah. On them is a round of Evil: the Wrath of Allah is on them: He has cursed them and got Hell ready for them: and evil is it for a destination. و مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد می‌برند عذاب کند؛ پیشامد بد زمانه فقط بر خودشان باد. خدا بر آنان خشم گرفته، و لعنتشان کرده است و دوزخ را برای آنان آماده نموده و بد بازگشت گاهی است.///و مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد می‌برند عذاب کند؛ پیشامد بد زمانه فقط بر خودشان باد. خدا بر آنان خشم گرفته، و لعنتشان کرده است و دوزخ را برای آنان آماده نموده و بد بازگشت گاهی است.///و مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که بر خدا بدگمانند عذاب کند. بر گردشان بدى حلقه زند و خدا بر آنها خشم گرفت و لعنتشان کرد و جهنم را برایشان آماده کرده است و جهنم بد سرانجامى است.///و [تا] مردان و زنان نفاق پیشه و مردان و زنان مشرک را که به خدا سوءظن دارند، عذاب کند. حوادث بد زمانه بر آنها باد، و خدا بر ایشان خشم گرفته و لعنتشان کرده و جهنم را براى آنها آماده کرده و چه بد سر انجامى است///و [تا] مردان و زنان نفاق‌پیشه و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد برده‌اند، عذاب کند؛ بد زمانه بر آنان باد. و خدا بر ایشان خشم نموده و لعنتشان کرده و جهنم را براى آنان آماده گردانیده و [چه‌] بد سرانجامى است،///و مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خداوند گمان بد دارند، [که پیامبرش را یارى نخواهد کرد،] عذاب کند. پیشامد بد زمانه بر آنان باد! خداوند بر آنان غضب کرده و از رحمت خود دورشان ساخته و برایشان جهنم را آماده کرده است و بد سرانجامى است!///و نیز خدا خواهد تا همه منافقان و مشرکان را از مرد و زن عذاب کند که آنها به خدا بد گمان بودند (و وعده فتح خدا را دروغ پنداشتند) در صورتی که (وعده خدا صدق است و) روزگار بد و هلاکت ابد بر خود آنهاست و خدا بر آنان خشم و لعن کرد و جهنم را که بسیار بد منزلگاهی است بر ایشان مهیا ساخت.///و تا مردان منافق و زنان منافق و مردان مشرک و زنان مشرک را که درباره خداوند بداندیشند، عذاب کند، گردش بد روزگار بر آنان باد و خداوند بر آنان خشم گرفته و لعنت آورده و برایشان دوزخ را آماده ساخته است و بد سرانجامی است‌///و (نیز) مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد می‌برند مجازات کند؛ (آری) حوادث ناگواری (که برای مؤمنان انتظار می‌کشند) تنها بر خودشان نازل می‌شود! خداوند بر آنان غضب کرده و از رحمت خود دورشان ساخته و جهنم را برای آنان آماده کرده؛ و چه بد سرانجامی است!///و عذاب کند مردان و زنان منافق (دوروی) و مردان و زنان مشرک را آنان که به خدا گمان بد برند بر ایشان بار گردش بد (پیش‌آمد بد) و خشم گیرد خدا بر ایشان و لعن کند ایشان را و آماده سازد برای ایشان دوزخ را و چه زشت است جایگاهی‌///و تا مردان و زنان نفاق‌پیشه و مردان و زنان مشرک بدگمان به خدا را عذاب کند، بر آن حالت گردونه‌ی بد (در نشیب و فراز زمان) است. و خدا بر ایشان خشم نموده و لعنتشان کرده و جهنم را برای آنان آماده گردانیده و (چه) بد سرانجامی است! quran_en_fa For to Allah belong the Forces of the heavens and the earth; and Allah is Exalted in Power, Full of Wisdom. سپاهیان آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست؛ و خدا همواره توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///سپاهیان آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست؛ و خدا همواره توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///از آن خداست لشکرهاى آسمانها و زمین، و خدا پیروزمند و حکیم است.///جنود [و قواى‌] آسمان‌ها و زمین از آن خداست، و خدا شکست ناپذیر حکیم است///و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداست، و خدا همواره شکست‌ناپذیر سنجیده‌کار است.///و لشکریان آسمان‌ها و زمین براى خداوند است و خدا شکست‌ناپذیر حکیم است.///و سپاه قوای آسمانها و زمین لشکر خداست و خدا بسیار مقتدر و به تدبیر نظام عالم داناست.///و سپاههای آسمان و زمین خداوند راست، و خداوند پیروزمند فرزانه است‌///لشکریان آسمانها و زمین تنها از آن خداست؛ و خداوند شکست‌ناپذیر و حکیم است.!///و خدا را است لشکرهای آسمانها و زمین و خدا است عزتمند حکیم‌///و سپاهیان آسمان‌ها و زمین تنها از خدایند و خدا همواره عزیز سنجیده‌کار بوده است. quran_en_fa We have truly sent thee as a witness, as a bringer of Glad Tidings, and as a Warner: ما تو را گواه [بر اعمال امت] و مژده رسان و بیم دهنده فرستادیم؛///ما تو را گواه [بر اعمال امت] و مژده رسان و بیم دهنده فرستادیم؛///تو را گواه و مژده‌دهنده و بیم‌دهنده فرستاده‌ایم.///[اى پیامبر!] ما تو را گواه [بر اعمال آنها] و بشارتگر و هشدار دهنده فرستادیم/// [اى پیامبر،] ما تو را [به سمت‌] گواه و بشارتگر و هشداردهنده‌اى فرستادیم.///ما تو را گواه [بر اعمال امت] و بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده فرستادیم.///ما شخص تو را به عالم فرستادیم که شاهد (نیک و بد امت) باشی و (خلق را به لطف و رحمت حق) بشارت دهی و (از قهر و عذاب او) بترسانی.///همانا ما تو را گواه و مژده‌بخش و هشداردهنده فرستاده‌ایم‌///به یقین ما تو را گواه (بر اعمال آنها) و بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده فرستادیم،///همانا فرستادیمت گواهی و مژده‌دهنده و ترساننده‌///(ای پیامبر!) ما تو را همواره گواهی‌دهنده‌ای و بشارتگر‌ی و هشداردهنده‌ای فرستادیم. quran_en_fa In order that ye (O men) may believe in Allah and His Messenger, that ye may assist and honour Him, and celebrate His praise morning and evening. تا [همه شما مردم] به خدا و پیامبرش ایمان آورید و او را یاری دهید و بزرگش بشمارید و بامداد و شام گاه تسبیحش گویید.///تا [همه شما مردم] به خدا و پیامبرش ایمان آورید و او را یاری دهید و بزرگش بشمارید و بامداد و شام گاه تسبیحش گویید.///تا به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید و یاریش کنید و بزرگش دارید و خدا را صبحگاه و شامگاه تسبیح گویید.///تا به خدا و فرستاده‌اش ایمان آورید و او را یارى کنید و بزرگش دارید و خدا را صبح و شام به پاکى بستایید///تا به خدا و فرستاده‌اش ایمان آورید و او را یارى کنید و ارجش نهید، و [خدا] را بامدادان و شامگاهان به پاکى بستایید.///تا [شما ای مردم!] به خدا و رسولش ایمان آورید و او را یارى کنید و بزرگش بدارید و خداوند را بامداد و شامگاه، تسبیح گویید.///تا شما (صالحان امت) به خدا و رسول او ایمان آورده و (دین) او را یاری کنید و به تعظیم جلالش صبح و شام تسبیح او گویید.///تا به خداوند و پیامبر او ایمان آورید و او [پیامبر] را گرامی دارید و بزرگ شمارید و [خداوند را] بامدادان و شامگاهان تسبیح گویید///تا (شما مردم) به خدا و رسولش ایمان بیاورید و از او دفاع کنید و او را بزرگ دارید، و خدا را صبح و شام تسبیح گویید.///تا ایمان آرید به خدا و پیمبرش و یاریش کنید (گرامیش دارید) و ارجمندش دارید و تسبیحش گویید بامدادان و شب‌هنگام‌///تا (شما مکلفان) به خدا و فرستاده‌اش ایمان آورید و بزرگش بدارید و ارجش نهید و خدا را بامدادان و شامگاهان به پاکی بستایید. quran_en_fa Verily those who plight their fealty to thee do no less than plight their fealty to Allah: the Hand of Allah is over their hands: then any one who violates his oath, does so to the harm of his own soul, and any one who fulfils what he has covenanted with Allah,- Allah will soon grant him a great Reward. به یقین کسانی که با تو بیعت می‌کنند، جز این نیست که با خدا بیعت می‌کنند؛ قدرت خدا بالاتر از همه قدرتهاست. پس کسی که پیمان می‌شکند فقط به زیان خود می‌شکند، و کسی که به پیمانی که با خدا بسته است وفا کند، خدا به زودی پاداشی بزرگ به او می‌دهد.///به یقین کسانی که با تو بیعت می‌کنند، جز این نیست که با خدا بیعت می‌کنند؛ قدرت خدا بالاتر از همه قدرتهاست. پس کسی که پیمان می‌شکند فقط به زیان خود می‌شکند، و کسی که به پیمانی که با خدا بسته است وفا کند، خدا به زودی پاداشی بزرگ به او می‌دهد.///آنان که با تو بیعت مى‌کنند جز این نیست که با خدا بیعت مى‌کنند. دست خدا بالاى دستهایشان است. و هر که بیعت را بشکند، به زیان خود شکسته است. و هر که بدان بیعت که با خدا بسته است وفا کند، او را مزدى کرامند دهد.///کسانى که با تو بیعت مى‌کنند، جز این نیست که با خدا بیعت مى‌کنند دست خدا بالاى دست‌هایشان است. پس هر که پیمان بشکند، تنها به زیان خود مى‌شکند، و هر که بر آنچه با خدا عهد بسته وفادار بماند، به زودى خدا پاداشى بزرگ به او مى‌بخشد///در حقیقت، کسانى که با تو بیعت مى‌کنند، جز این نیست که با خدا بیعت مى‌کنند؛ دست خدا بالاى دستهاى آنان است. پس هر که پیمان‌شکنى کند، تنها به زیان خود پیمان مى‌شکند، و هر که بر آنچه با خدا عهد بسته وفادار بماند، به زودى خدا پاداشى بزرگ به او مى‌بخشد.///کسانى که با تو بیعت مى‌کنند، در واقع با خدا بیعت مى‌کنند. دست خداست که بالاى دست آنهاست. پس هر کس پیمان بشکند، به زیان خود پیمان مى‌شکند و هر کس به آنچه با خداوند عهد بسته است، وفا کند، خداوند به زودى پاداش بزرگى به او خواهد داد.///همانا مؤمنانی که (در حدیبیه) با تو بیعت می‌کنند به حقیقت با خدا بیعت می‌کنند (چون تو خلیفه خدایی و همانا دست تو) دست خداست بالای دست آنها، پس از آن هر که نقض بیعت کند بر زیان و هلاک خویش به حقیقت اقدام کرده و هر که به عهدی که با خدا بسته است وفا کند به زودی خدا به او پاداش بزرگ عطا خواهد کرد.///بی‌گمان کسانی که با تو بیعت می‌کنند، در واقع با خداوند بیعت می‌کنند، دست خداوند برفراز دست ایشان است، پس هر کس که پیمان شکند، همانا به زیان خویش پیمان شکسته است، و هر کس به آنچه با خداوند پیمان بسته است، وفا کند، زودا که به او پاداش بزرگ ببخشد///کسانی که با تو بیعت می‌کنند (در حقیقت) تنها با خدا بیعت می‌نمایند، و دست خدا بالای دست آنهاست؛ پس هر کس پیمان‌شکنی کند، تنها به زیان خود پیمان شکسته است؛ و آن کس که نسبت به عهدی که با خدا بسته وفا کند، بزودی پاداش عظیمی به او خواهد داد.///همانا آنان که با تو پیمان بندند (دست بیعت به تو دهند) جز این نیست که با خدا پیمان بندند دست خدا است فراز دستهای ایشان پس هر که پیمان‌شکنی کند جز این نیست که بر خویش پیمان شکند و آنکه پایدار ماند (وفا کند) بر آنچه پیمان بست با خدا بر آن زود است بدو دهد پاداشی گران (بزرگ را)///بی‌گمان کسانی که با تو بیعت می‌کنند، به‌راستی تنها با خدا بیعت می‌کنند. دست خدا بالای دست‌های آنان است. پس هر کس پیمان شکند، تنها به زیان خود پیمان می‌شکند، و هر کسی بر آنچه با خدا بر عهده‌ی خود عهدی بسته وفادار بماند، زودا (که) خدا پاداشی بزرگ به او می‌بخشد. quran_en_fa The desert Arabs who lagged behind will say to thee: "We were engaged in (looking after) our flocks and herds, and our families: do thou then ask forgiveness for us." They say with their tongues what is not in their hearts. Say: "Who then has any power at all (to intervene) on your behalf with Allah, if His Will is to give you some loss or to give you some profit? But Allah is well acquainted with all that ye do. کسانی از بادیه نشینان که از جنگ [با دشمن] تخلف کردند به زودی [از روی بهانه جویی] به تو می‌گویند: اموال و خانواده مان ما را به خود مشغول کردند [به این سبب نتوانستیم به جنگ آییم]؛ پس برای ما آمرزش بخواه. با زبان هایشان چیزی می‌گویند که در دل هایشان نیست. بگو: اگر خدا زیانی یا سودی را برای شما بخواهد چه کسی می‌تواند در برابر خدا از شما دفاع کند؟ بلکه خدا همواره به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///کسانی از بادیه نشینان که از جنگ [با دشمن] تخلف کردند به زودی [از روی بهانه جویی] به تو می‌گویند: اموال و خانواده مان ما را به خود مشغول کردند [به این سبب نتوانستیم به جنگ آییم]؛ پس برای ما آمرزش بخواه. با زبان هایشان چیزی می‌گویند که در دل هایشان نیست. بگو: اگر خدا زیانی یا سودی را برای شما بخواهد چه کسی می‌تواند در برابر خدا از شما دفاع کند؟ بلکه خدا همواره به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///از اعراب بادیه نشین، آنان که از جنگ تخلف کرده‌اند به تو خواهند گفت: دارایى و کسان ما، ما را از جنگ باز داشتند؛ پس براى ما آمرزش بخواه. به زبان چیزى مى‌گویند که در دلشان نیست. بگو: اگر خدا برایتان زیانى بخواهد یا سودى بخواهد، چه کسى مى‌تواند در برابر خدا آن را دیگرگون کند؟ بلکه اوست که به کارهایتان آگاه است.///به زودى اعراب بادیه نشین که [از جنگ‌] وامانده‌اند به تو خواهند گفت: اموال ما و کسانمان ما را [از همراهى با شما] مشغول داشت، پس براى ما آمرزش بخواه. به زبان‌هایشان چیزى را مى‌گویند که در دل‌هایشان نیست. بگو: چه کسى در برابر خدا براى شما اختیار چیزى ر///برجاى‌ماندگان بادیه‌نشین به زودى به تو خواهند گفت: «اموال ما و کسانمان ما را گرفتار کردند، براى ما آمرزش بخواه.» چیزى را که در دلهایشان نیست بر زبان خویش مى‌رانند. بگو: «اگر خدا بخواهد به شما زیانى یا سودى برساند چه کسى در برابر او براى شما اختیار چیزى را دارد؟ بلکه [این‌] خداست که به آنچه مى‌کنید همواره آگاه است.///به زودى بادیه‌نشینان بازمانده از جنگ و جهادگریزان، به تو خواهند گفت: «اموال و خانواده‌هایمان، ما را مشغول و سرگرم ساخت، پس براى ما [از خداوند] آمرزش بخواه!» آنان به زبان چیزى مى‌گویند که در دل‌هایشان نیست. [به آنان] بگو: «اگر خداوند براى شما زیانى اراده کند، یا براى شما سودى بخواهد، کیست که براى شما در برابر او اختیار چیزى را داشته باشد؟ خداوند همواره به آنچه مى‌کنید، آگاه است.»///اعراب بادیه که (از حضور در جنگها و در سفر فتح مکه تخلف می‌ورزند و) باز نهاده می‌شوند خواهند گفت که ما را (محافظت) اهل بیت و اموالمان (از آمدن در رکابت) بازداشت، اینک از خدا بر گناه ما آمرزش طلب. (این مردم منافق) چیزی که هیچ به دل عقیده ندارند به زبان می‌آورند، به آنها بگو: اگر خدا اراده کند که ضرر یا نفعی به شما رساند آن کیست که خلاف آن کاری تواند کرد؟ بلکه خدا به هر چه می‌کنید آگاه است.///به زودی واپس‌ماندگان اعرابی [/جهادگریزان بادیه‌نشین‌] به تو گویند اموال ما و خانواده‌هایمان ما را [از همراهی با شما] مشغول داشت، پس برای ما آمرزش بخواه، به زبانهایشان چیزی را می‌گویند که در دلهایشان نیست، بگو پس چه کسی در برابر خداوند -اگر در حق شما زیانی یا در حق شما سودی بخواهداز شما حمایت خواهد کرد؟ آری خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است‌///بزودی متخلفان از اعراب بادیه‌نشین (عذرتراشی کرده) می‌گویند: «(حفظ) اموال و خانواده‌های ما، ما را به خود مشغول داشت (و نتوانستیم در سفر حدیبیه تو را همراهی کنیم)، برای ما طلب آمرزش کن!» آنها به زبان خود چیزی می‌گویند که در دل ندارند! بگو: «چه کسی می‌تواند در برابر خداوند از شما دفاع کند هرگاه زیانی برای شما بخواهد، و یا اگر نفعی اراده کند (مانع گردد)؟! و خداوند به همه کارهایی که انجام می‌دهید آگاه است!»///زود است به تو گویند بازنشستگان از دشت‌نشینان که سرگرم داشت ما را خواسته‌های ما و خاندانهای ما پس آمرزش خواه برای ما گویند با زبانهای خویش آنچه را نیست در دلهاشان بگو پس که دارا گردد برای شما از خدا چیزی را اگر بخواهد به شما زیانی را یا بخواهد به شما سودی را بلکه خدا است بدانچه می‌کنید آگاه‌///سر باز زدگان از جنگ، از بادیه‌نشینان، به زودی به تو خواهند گفت: «اموالمان و کسانمان ما را (به خود) مشغول داشتند، پس برای ما پوشش [: بخشش] بخواه‌.» چیزی را که در دل‌هایشان نیست بر زبان‌هایشان می‌رانند. بگو: «پس اگر خدا بخواهد به شما زیانی یا سودی برساند چه کسی از (عذاب) خدا برای شما اختیار چیزی را دارد؟ بلکه (این) خداست که به آنچه می‌کنید همواره آگاه بوده است.» quran_en_fa "Nay, ye thought that the Messenger and the Believers would never return to their families; this seemed pleasing in your hearts, and ye conceived an evil thought, for ye are a people lost (in wickedness)." [تخلف شما از جنگ، ربطی به اموال و خانواده تان نداشت] بلکه پنداشتید پیامبر و مؤمنان هرگز به کسان خود باز نمی‌گردند، و این پندار باطل در دل هایتان آراسته شد، و گمان بد بردید [که خدا پیامبر و مؤمنان را یاری نخواهد کرد] و شما [به سبب این پندار باطل و گمان بد] قومی نابودشدنی هستید.///[تخلف شما از جنگ، ربطی به اموال و خانواده تان نداشت] بلکه پنداشتید پیامبر و مؤمنان هرگز به کسان خود باز نمی‌گردند، و این پندار باطل در دل هایتان آراسته شد، و گمان بد بردید [که خدا پیامبر و مؤمنان را یاری نخواهد کرد] و شما [به سبب این پندار باطل و گمان بد] قومی نابودشدنی هستید.///یا مى‌پنداشتید که پیامبر و مؤمنان هرگز نزد کسانشان باز نخواهند گشت و دل به این خوش کرده بودید. پندار بدى داشته‌اید و مردمى سزاوار هلاکت بوده‌اید.///بلکه پنداشتید که پیامبر و مؤمنان هرگز به خانمان خود برنخواهند گشت، و این [پندار] در دل‌هایتان زینت یافت و گمان بد بردید و مردمى هلاکت زده شدید/// [نه چنان بود،] بلکه پنداشتید که پیامبر و مؤمنان هرگز به خانمان خود بر نخواهند گشت، و این [پندار] در دلهایتان نمودى خوش یافت، و گمان بد کردید، و شما مردمى در خور هلاکت بودید.»///بلکه [گریز شما به خاطر آن بود که] گمان کردید پیامبر و مؤمنان هرگز نزد خانواده‌هاى خود بازنخواهند گشت و این [پندار] در دل‌هاى شما آراسته شد و گمان بد کردید و [این­گونه] مردمى بدبخت شدید.///بلکه شما پنداشتید که رسول و مؤمنان به او (همه کشته می‌شوند و) به سوی (وطن و) اهل بیت خود دیگر بر نخواهند گشت و این خیال در دل شما به خطا جلوه کرد و بسیار گمان بد و اندیشه باطلی کردید و مردمی در خور قهر و هلاکت بودید.///حق این است که گمان می‌کردید که پیامبر و مؤمنان هرگز به سوی خانواده‌هایشان باز نمی‌گردند، و این امر در دلهایتان آراسته جلوه داده شد، و بداندیشی کردید و قومی ورشکسته شدید///ولی شما گمان کردید پیامبر و مؤمنان هرگز به خانواده‌های خود بازنخواهند گشت؛ و این (پندار غلط) در دلهای شما زینت یافته بود و گمان بد کردید؛ و سرانجام (در دام شیطان افتادید و) هلاک شدید!///بلکه پنداشتید که هرگز بازنگردند پیمبر و مؤمنان بسوی کسانشان هیچگاه و بیاراست این در دلهای شما و گمان بردید گمان بد را و شدید قومی تباه‌///«(نه چنان بوده.) بلکه پنداشتید که پیامبر و مؤمنان هرگز به خاندان خود برنخواهند گشت، و این (پندار) در دل‌هایتان نمودی زیبا یافته بود و گمان بد کردید. شما مردمی بس زیان‌بار بوده‌اید.» quran_en_fa And if any believe not in Allah and His Messenger, We have prepared, for those who reject Allah, a Blazing Fire! و هر کس به خدا و پیامبرش ایمان نیاورد [زیانی به خدا و پیامبر نمی‌رساند]، ما برای کافران آتشی سوزان آماده کرده‌ایم.///و هر کس به خدا و پیامبرش ایمان نیاورد [زیانی به خدا و پیامبر نمی‌رساند]، ما برای کافران آتشی سوزان آماده کرده‌ایم.///و هر کس به خدا و پیامبرش ایمان نیاورده است، بداند که براى کافران آتشى سوزان آماده کرده‌ایم.///و هر کس به خدا و پیامبر او ایمان نیاورد، [بداند که‌] ما براى کافران آتشى سوزان آماده کرده‌ایم///و هر کس به خدا و پیامبر او ایمان نیاورده است [بداند که‌] ما براى کافران آتشى سوزان آماده کرده‌ایم.///و هر کس به خدا و پیامبرش ایمان نیاورد، پس [بداند که] ما براى کافران آتشی شعله‌ور آماده کرده‌ایم.///و هر که به خدا و رسول او ایمان نیاورد ما هم بر آن کافران عذاب آتش دوزخ را مهیا ساخته‌ایم.///و هر کس به خداوند و پیامبر او ایمان نیاورد [بداند که‌] ما برای کافران آتشی افروخته آماده ساخته‌ایم‌///آن کس که به خدا و پیامبرش ایمان نیاورده (سرنوشتش دوزخ است)، چرا که ما برای کافران آتش فروزان آماده کرده‌ایم!///و آنکه ایمان نیارد به خدا و پیمبرش همانا آماده ساختیم برای کافران آتش سوزان را///و هر کس به خدا و پیامبرش ایمان نیاورد، ما برای کافران آتشی سوزان آماده کرده‌ایم. quran_en_fa To Allah belongs the dominion of the heavens and the earth: He forgives whom He wills, and He punishes whom He wills: but Allah is Oft-Forgiving, Most Merciful. و مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره خداست، هر کس را بخواهد می‌آمرزد و هر کس را بخواهد عذاب می‌کند؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///و مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره خداست، هر کس را بخواهد می‌آمرزد و هر کس را بخواهد عذاب می‌کند؛ و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.///از آن خداست فرمانروایى آسمانها و زمین. هر که را بخواهد مى‌آمرزد و هر که را بخواهد عذاب مى‌کند، و خدا آمرزنده و مهربان است.///و فرمانروایى آسمان‌ها و زمین از آن خداست. هر که را بخواهد مى‌بخشاید و هر که را بخواهد عذاب مى‌کند، و خدا آمرزنده‌ى مهربان است///و فرمانروایى آسمانها و زمین از آن خداست: هر که را بخواهد مى‌بخشاید و هر که را بخواهد عذاب مى‌کند، و خدا همواره آمرزنده مهربان است.///و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین براى خداوند است. هر که را بخواهد، [و شایسته بداند،] مى‌بخشد و هر که را بخواهد، [و سزاوار بداند،] عذاب مى‌کند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.///و ملک آسمانها و زمین همه خاص خداست، او هر که را بخواهد می‌بخشد و هر که را بخواهد عذاب می‌کند و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///و فرمانروایی آسمانها و زمین خداوند راست، که هر کس را بخواهد می‌آمرزد و هر کس را بخواهد عذاب می‌کند، و خداوند آمرزگار مهربان است‌///مالکیت و حاکمیت آسمانها و زمین از آن خداست؛ هر کس را بخواهد (و شایسته بداند) می‌بخشد، و هر کس را بخواهد مجازات می‌کند؛ و خداوند آمرزنده و رحیم است.///خدای را است پادشاهی آسمانها و زمین بیامرزد برای هر که خواهد و عذاب کند هر که را خواهد و خدا است آمرزنده مهربان‌///و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین تنها از خداست. برای هر که بخواهد می‌پوشد و هر که را بخواهد عذاب می‌کند و خدا بی‌گمان بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa Those who lagged behind (will say), when ye (are free to) march and take booty (in war): "Permit us to follow you." They wish to change Allah's decree: Say: "Not thus will ye follow us: Allah has already declared (this) beforehand": then they will say, "But ye are jealous of us." Nay, but little do they understand (such things). هنگامی که شما برای به دست آوردن غنایمی روانه [میدان جنگی] می‌شوید، متخلفان [از جنگ حدیبیه] به زودی خواهند گفت: بگذارید ما هم به دنبال شما بیاییم. [این سبک مغزان سودجو] می‌خواهند وعده خدا را [که به مؤمنان وعده پیروزی و غنیمت داد و به منافقان وعده محرومیت از غنیمت و رحمت داده است] تغییر دهند. بگو: هرگز دنبال ما نخواهید آمد؛ این گونه خدا پیش از این [درباره شما] فرموده است. اما [این گروه بی شرم] به زودی خواهند گفت: شما نسبت به ما حسد می‌ورزید، [چنین نیست] بلکه آنان جز اندکی نمی‌فهمند.///هنگامی که شما برای به دست آوردن غنایمی روانه [میدان جنگی] می‌شوید، متخلفان [از جنگ حدیبیه] به زودی خواهند گفت: بگذارید ما هم به دنبال شما بیاییم. [این سبک مغزان سودجو] می‌خواهند وعده خدا را [که به مؤمنان وعده پیروزی و غنیمت داد و به منافقان وعده محرومیت از غنیمت و رحمت داده است] تغییر دهند. بگو: هرگز دنبال ما نخواهید آمد؛ این گونه خدا پیش از این [درباره شما] فرموده است. اما [این گروه بی شرم] به زودی خواهند گفت: شما نسبت به ما حسد می‌ورزید، [چنین نیست] بلکه آنان جز اندکی نمی‌فهمند.///چون براى گرفتن غنایم به راه بیفتید، آنان که از جنگ تخلف ورزیده‌اند خواهند گفت: بگذارید تا ما هم از پى شما بیاییم. مى‌خواهند سخن خدا را دیگرگون کنند. بگو: شما هرگز از پى ما نخواهید آمد. خدا از پیش چنین گفته است. سپس خواهند گفت: بلکه بر ما حسد مى‌برید؟ نه، اینان جز اندکى نمى‌فهمند.///به زودى واماندگان، هنگامى که شما به طرف غنایم [خیبر] حرکت کنید تا آن را به تصرف در آورید، به شما خواهند گفت: بگذارید ما [هم‌] به دنبال شما بیاییم. [این گونه‌] مى‌خواهند سخن خدا را تغییر دهند. بگو: هرگز از پى ما نخواهید آمد. خدا از پیش چنین گفته است.///چون به [قصد] گرفتن غنایم روانه شدید، به زودى برجاى‌ماندگان خواهند گفت: «بگذارید ما [هم‌] به دنبال شما بیاییم.» [این گونه‌] مى‌خواهند دستور خدا را دگرگون کنند. بگو: «هرگز از پى ما نخواهید آمد. آرى، خدا از پیش در باره شما چنین فرموده.» پس به زودى خواهند گفت: «[نه،] بلکه بر ما رشگ مى‌برید.» [نه چنین است‌] بلکه جز اندکى درنمى‌یابند.///آن‌گاه که شما براى به دست آوردن غنیمت‌ها روانه [خیبر] مى‌شوید، جهادگریزان [حدیبیه] مى‌گویند: «بگذارید ما هم به دنبال شما بیاییم.» مى‌خواهند کلام خدا را تغییر دهند. [که متخلفان حدیبیه را از غنایم بعدى محروم کرده است. به آنان] بگو: «شما هرگز دنبال ما نخواهید آمد! خداوند از پیش چنین فرموده است.» پس آنان به زودى مى‌گویند: «[خدا ما را بازنداشته، بلکه] شما نسبت به ما حسد مى‌ورزید.» [چنین نیست!] بلکه آنان جز اندکى نمى‌فهمند.///کسانی که (در حدیبیه تخلف کردند و) باز نهاده شدند و همراهی با شما ننمودند باز چون برای (فتح خیبر و) گرفتن غنایم حرکت کنید خواهند گفت: بگذارید تا ما هم از شما تبعیت کنیم (و همراه شما بیاییم). غرضشان این است که سخن خدا را (که فرمود غنایم خیبر را تنها حاضران حدیبیه خواهند گرفت) تغییر دهند. بگو: شما به حقیقت هرگز ما را پیروی نمی‌کنید، خدا از این پیش درباره شما چنین خبر داده. باز (آن مردم بی وفای بد عهد) خواهند گفت: (چنین نیست) بلکه شما با ما حسد می‌ورزید. بلکه ایشان جز عده قلیلی همه جاهل و نادانند.///چون به سوی غنایم راه برید که آن را به دست آورید، زودا که واپس ماندگان گویند ما را بگذارید که از شما پیروی کنیم می‌خواهند حکم الهی را دگرگون کنند، بگو هرگز از ما پیروی نخواهید کرد، خداوند پیشاپیش درباره شما چنین گفته است، زودا که [در پاسخ شما] گویند خیر، شما به ما رشک می‌برید، حق این است جز اندکی در نمی‌یابند///هنگامی که شما برای به دست آوردن غنایمی حرکت کنید، متخلفان (حدیبیه) می‌گویند: «بگذارید ما هم در پی شما بیائیم، آنها می‌خواهند کلام خدا را تغییر دهند؛ بگو: «هرگز نباید بدنبال ما بیایید؛ این گونه خداوند از قبل گفته است!» آنها به زودی می‌گویند: «شما نسبت به ما حسد می‌ورزید!» ولی آنها جز اندکی نمی‌فهمند!///زود است گویند بازنشستگان گاهی که روان شوید بسوی برده‌هائی که به چنگ زرید بگذارید از پی شما آئیم خواهند دگرگون کنند سخن خدا را بگو از پی ما نیائید هرگز بدینسان گفته است خدا از پیش زود است گویند بلکه شما به ما حسادت ورزید بلکه آنان درنیابند جز اندکی را///هنگامی که به (قصد) گرفتن غنایم روانه شدید، به زودی بر جای‌ماندگان متخلف خواهند گفت: «بگذارید ما (هم) به دنبال شما بیاییم‌.» (این‌گونه) می‌خواهند کلام خدا را تبدیل کنند. بگو: «هرگز از پی ما نخواهید آمد. خدا از پیش درباره‌ی شما چنین فرمود.» پس به زودی خواهند گفت: «(نه،) بلکه بر ما رشک می‌برید.» (نه چنین است.) بلکه جز اندکی در نمی‌یابند. quran_en_fa Say to the desert Arabs who lagged behind: "Ye shall be summoned (to fight) against a people given to vehement war: then shall ye fight, or they shall submit. Then if ye show obedience, Allah will grant you a goodly reward, but if ye turn back as ye did before, He will punish you with a grievous Penalty." به متخلفان بادیه نشین بگو: به زودی به سوی گروهی سرسخت و نیرومند دعوت خواهید شد که با آنان بجنگید، یا آنکه اسلام آورند؛ پس اگر اطاعت کنید خدا پاداش نیکی به شما خواهد داد، و اگر روی برگردانید، همان گونه که پیش از این روی گرداندید، شما را به عذابی دردناک عذاب خواهد کرد.///به متخلفان بادیه نشین بگو: به زودی به سوی گروهی سرسخت و نیرومند دعوت خواهید شد که با آنان بجنگید، یا آنکه اسلام آورند؛ پس اگر اطاعت کنید خدا پاداش نیکی به شما خواهد داد، و اگر روی برگردانید، همان گونه که پیش از این روی گرداندید، شما را به عذابی دردناک عذاب خواهد کرد.///به اعراب بادیه‌نشین که از جنگ تخلف ورزیده‌اند، بگو: به زودى براى جنگ با مردمى سخت نیرومند فراخوانده مى‌شوید که با آنها بجنگید یا مسلمان شوند. اگر اطاعت کنید خدایتان پاداشى نیکو خواهد داد و اگر، همچنان که پیش از این سر برتافته‌اید، سر برتابید شما را به عذابى دردآور عذاب مى‌کند.///به واماندگان بادیه نشین بگو: به زودى به سوى قومى بسیار زورمند فراخوانده مى‌شوید که یا با آنها مى‌جنگید یا مسلمان مى‌شوند. پس اگر اطاعت کنید، خدا شما را پاداشى نیکو مى‌بخشد و اگر روى بگردانید، چنان که قبلا نافرمانى کردید، شما را به عذاب دردناکى عذاب م///به برجاى‌ماندگان بادیه‌نشین بگو: «به زودى به سوى قومى سخت زورمند دعوت خواهید شد که با آنان بجنگید یا اسلام آورند. پس اگر فرمان برید خدا شما را پاداش نیک مى‌بخشد، و اگر -همچنان که پیشتر پشت کردید- [باز هم‌] روى بگردانید، شما را به عذابى پردرد معذب مى‌دارد.»///به جهادگریزان بادیه‌نشین بگو: «به زودى به [رویارویی با] گروهى سرسخت دعوت خواهید شد که با آنان بجنگید تا تسلیم شوند. پس اگر اطاعت کنید، خداوند پاداشى نیک به شما خواهد داد و اگر سرپیچى کنید، همان­گونه که پیش از این نافرمانى کردید، شما را به عذابى دردناک کیفر خواهد کرد.»///با اعرابی که (از جنگ) باز نهاده شدند بگو: (اگر به حقیقت قصد متابعت دارید) به زودی برای جنگ با قومی شجاع و نیرومند (فارس و روم) دعوت می‌شوید که با آنها یا جنگ و مبارزه کنید یا آنکه مسلمان شوند. اگر اطاعت کردید خدا به شما اجر نیکو خواهد داد و اگر نافرمانی کنید چنانکه از این پیش (در حدیبیه) مخالفت کردید خدا شما را به عذابی دردناک معذب خواهد کرد.///به واپس ماندگان اعرابی [/جهادگریزان بادیه‌نشین‌] بگو زودا که به سوی قومی ستیزه‌جوی سهمگین خوانده شوید که با ایشان کارزار کنید، یا آنکه آنان مسلمان شوند، پس اگر اطاعت کنید، خداوند پاداشی نیکو به شما بدهد و اگر روی برتابید، چنانکه پیشتر هم روی برتافته بودید، به عذابی دردناک عذابتان کند///به متخلفان از اعراب بگو: «بزودی از شما دعوت می‌شود که بسوی قومی نیرومند و جنگجو بروید و با آنها پیکار کنید تا اسلام بیاورند؛ اگر اطاعت کنید، خداوند پاداش نیکی به شما می‌دهد؛ و اگر سرپیچی نمایید -همان گونه که در گذشته نیز سرپیچی کردید- شما را با عذاب دردناکی کیفر می‌دهد!»///بگو به بازنشستگان از دشت‌نشینان زود است خوانده می‌شوید بسوی گروهی دارنده نیرویی سخت پیکارشان کنید یا (تا) اسلام آرند پس اگر فرمانبرداری کنید بدهد شما را خدا پاداش نیک و اگر پشت کنید بدانسان که پشت کردید از پیش عذاب کند شما را عذابی دردناک‌///به بر جای ماندگان متخلف‌، از بادیه‌نشینان، بگو: «زودا سوی قومی (رزمنده‌ی) سخت زورمند دعوت خواهید شد (که) یا با آنان بجنگید یا اسلام آورند. پس اگر فرمان ببرید خدا شما را پاداشی نیک می‌دهد و اگر - همچنان که از پیش‌، پشت کردید - (باز هم) روی بگردانید، شما را به عذابی پر درد معذب می‌دارد.» quran_en_fa No blame is there on the blind, nor is there blame on the lame, nor on one ill (if he joins not the war): But he that obeys Allah and his Messenger,- (Allah) will admit him to Gardens beneath which rivers flow; and he who turns back, (Allah) will punish him with a grievous Penalty. بر نابینا و لنگ و بیمار [اگر در جنگ شرکت نکنند] گناهی نیست. و کسی که از خدا و پیامبرش اطاعت کند، او را در بهشت هایی درآورد که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، و هر کس روی بگرداند او را به عذابی دردناک عذاب می‌کند.///بر نابینا و لنگ و بیمار [اگر در جنگ شرکت نکنند] گناهی نیست. و کسی که از خدا و پیامبرش اطاعت کند، او را در بهشت هایی درآورد که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، و هر کس روی بگرداند او را به عذابی دردناک عذاب می‌کند.///بر کور حرجى نیست، و بر لنگ حرجى نیست و بر بیمار حرجى نیست. و هر که از خدا و پیامبرش اطاعت کند، او را به بهشتهایى داخل مى‌کند که در آن نهرها روان است. و هر که سر برتابد به عذابى دردآورش عذاب مى‌کند.///بر نابینا و لنگ و بیمار گناهى نیست [که در جهاد شرکت نکنند]. و هر که اطاعت خدا و رسول او کند، وى را در باغ‌هایى داخل مى‌کند که از پاى درختانش نهرها جارى است و هر که سر بتابد، او را به عذابى دردناک عذاب مى‌کند///بر نابینا گناهى نیست و بر لنگ گناهى نیست و بر بیمار گناهى نیست [که در جهاد شرکت نکنند]؛ و هر کس خدا و پیامبر او را فرمان برد، وى را در باغهایى که از زیر [درختان‌] آن نهرهایى روان است درمى‌آورد، و هر کس روى برتابد، به عذابى دردناک معذبش مى‌دارد.///بر نابینا و لنگ و بیمار گناهى نیست [که به جهاد نروند] و هر کس خدا و پیامبرش را پیروى کند، [خداوند] او را در باغ‌هایى [بهشتى] درآورد که نهرها از زیر [درختان] آن جارى است و هر کس سرپیچى کند، او را به عذابى دردناک، کیفر خواهد کرد.///برای شخص نابینا و لنگ و مریض (در تخلف از جنگ) حرج و گناهی نیست، و هر که خدا و رسول او را فرمان برد او را به باغهای بهشتی داخل کند که زیر درختانش نهرها جاری است و هر که مخالفت کند او را به عذابی دردناک معذب نماید.///[البته‌] بر نابینا ایرادی نیست، و بر لنگ ایرادی نیست، و بر بیمار هم ایرادی نیست، و هر کس از خداوند و پیامبرش اطاعت کند، به بوستانهایی که جویباران از فرو دست آن جاری است، درآوردشان، و هر کس روی برتابد، به عذابی دردناک عذابش کند///بر نابینا و لنگ و بیمار گناهی نیست (اگر در میدان جهاد شرکت نکنند)؛ و هر کس خدا و رسولش را اطاعت نماید، او را در باغهای (از بهشت) وارد می‌کند که نهرها از زیر (درختانش) جاری است؛ و آن کس که سرپیچی کند، او را به عذاب دردناکی گرفتار می‌سازد!///نیست بر کور پروائی و نه بر لنگ پروائی و نه بر بیمار پروائی و آنکه فرمانبرداری کند خدا و پیمبرش را درآردش بهشتهائی که روان است زیرا آنها جویها و آنکه پشت کند عذابش کند عذابی دردناک‌///بر نابینا تنگنایی نیست و بر لنگ تنگنایی نیست و بر بیمار تنگنایی نیست (که در جهاد و مانندش شرکت نکنند). و هر کس خدا و پیامبرش را فرمان برد وی را در باغ‌هایی که از زیر (درختان) شان نهرها روان است در می‌آورد و هر کس را (که) روی برتابد به عذابی دردناک معذبش می‌دارد. quran_en_fa Allah's Good Pleasure was on the Believers when they swore Fealty to thee under the Tree: He knew what was in their hearts, and He sent down Tranquillity to them; and He rewarded them with a speedy Victory; یقینا خدا از مؤمنان هنگامی که زیر آن درخت [که در منطقه حدیبیه بود] با تو بیعت می‌کردند خشنود شد، و خدا آنچه را [از خلوص نیت و پاکی قصد] در دل هایشان بود می‌دانست، در نتیجه آرامش را بر آنان نازل کرد، و پیروزی نزدیکی را [که پیروزی در خیبر بود] به آنان پاداش داد.///یقینا خدا از مؤمنان هنگامی که زیر آن درخت [که در منطقه حدیبیه بود] با تو بیعت می‌کردند خشنود شد، و خدا آنچه را [از خلوص نیت و پاکی قصد] در دل هایشان بود می‌دانست، در نتیجه آرامش را بر آنان نازل کرد، و پیروزی نزدیکی را [که پیروزی در خیبر بود] به آنان پاداش داد.///خدا از مؤمنان آن هنگام که در زیر درخت با تو بیعت کردند، خشنود گشت و دانست که در دلشان چه مى‌گذرد. پس آرامش بر آنها نازل کرد و به فتحى نزدیک پاداششان داد،///به راستى خدا هنگامى که مؤمنان زیر درخت با تو بیعت مى‌کردند از آنها راضى شد و از آنچه در دلشان [از صدق نیت‌] بود آگاه گردید، پس آرامش را بر آنها نازل کرد و فتحى نزدیک (فتح خیبر) را به آنها پاداش داد///به راستى خدا هنگامى که مؤمنان، زیر آن درخت با تو بیعت مى‌کردند از آنان خشنود شد، و آنچه در دلهایشان بود بازشناخت و بر آنان آرامش فرو فرستاد و پیروزى نزدیکى به آنها پاداش داد.///بی‌تردید خداوند از مؤمنان خشنود شد، آن‌گاه که [در حدیبیه] زیر آن درخت با تو بیعت می‌کردند و خدا آنچه را در دل‌هایشان [از ایمان و صداقت] بود، می‌دانست، پس آرامش را بر آنان فروفرستاد و پیروزى نزدیکى را [در خیبر] پاداش آنان قرار داد.///خدا از مؤمنانی که زیر درخت (معهود حدیبیه) با تو بیعت کردند به حقیقت خشنود گشت و از وفا و خلوص قلبی آنها آگاه بود که وقار و اطمینان کامل بر ایشان نازل فرمود و به فتحی نزدیک (که فتح خیبر بود) پاداش داد.///به راستی که خداوند از مؤمنان، چون با تو در زیر آن درخت بیعت کردند، خشنود شد، و می‌دانست که در دلهایشان چیست، و آنگاه آرامش [خود] را بر آنان نازل کرد و به پیروزی‌ای نزدیک پاداششان داد///خداوند از مؤمنان -هنگامی که در زیر آن درخت با تو بیعت کردند- راضی و خشنود شد؛ خدا آنچه را در درون دلهایشان (از ایمان و صداقت) نهفته بود می‌دانست؛ از این رو آرامش را بر دلهایشان نازل کرد و پیروزی نزدیکی بعنوان پاداش نصیب آنها فرمود؛///همانا خوشنود شد خدا از مؤمنان گاهی که پیمان بستند (بیعت کردند) با تو زیر آن درخت پس دانست آنچه در دلهای ایشان است پس فرود آورد آرامش را بر ایشان و پاداش داد بدیشان پیروزئی نزدیک را///خدا بی‌گمان هنگامی که مؤمنان، زیر (آن) درخت با تو بیعت می‌کردند از آنان خشنود شد. پس آنچه در دل‌هایشان بود دانست و بر آنان آرامش فرو فرستاد و پیروزی نزدیکی را به آنان پاداش داد. quran_en_fa And many gains will they acquire (besides): and Allah is Exalted in Power, Full of Wisdom. [و پاداش دیگر] غنیمت‌های فراوانی است که آن را به دست می‌آورید؛ و خدا همواره توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///[و پاداش دیگر] غنیمت‌های فراوانی است که آن را به دست می‌آورید؛ و خدا همواره توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///و به غنیمتهاى بسیار که به دست مى‌آورند. و خدا پیروزمند و حکیم است.///و [نیز] غنیمت‌هاى فراوانى که مى‌گیرند، و خدا شکست ناپذیر حکیم است///و [نیز] غنیمتهاى فراوانى خواهند گرفت، و خدا همواره نیرومند سنجیده‌کار است.///و [نیز] غنیمت‌هاى بسیارى که به چنگ خواهند آورد و خداوند همواره شکست‌ناپذیر و حکیم است.///و به غنیمتهای فراوان که (از خیبریان) خواهند گرفت موفق داشت، و خدا مقتدر و داناست.///و نیز غنایمی بسیار که به آن دست‌یابند، و خداوند پیروزمند فرزانه است‌///و (همچنین) غنایم بسیاری که آن را به دست می‌آورید؛ و خداوند شکست ناپذیر و حکیم است!///برده‌هائی فراوان که به چنگ آرند آنها را و خداست عزتمند حکیم‌///و (نیز) غنیمت‌های فراوانی را (که آنها) می‌گیرند. و خدا همواره نیرومند سنجیده‌کار بوده است. quran_en_fa Allah has promised you many gains that ye shall acquire, and He has given you these beforehand; and He has restrained the hands of men from you; that it may be a Sign for the Believers, and that He may guide you to a Straight Path; خدا غنیمت‌های فراوانی را در آینده به شما وعده داده است که به دست می‌آورید، و این یک غنیمت را [که فتح خیبر است] برای شما پیش انداخت، و دست‌های [تجاوز و ستم] مردم را از شما باز داشت تا این [پیروزی‌ها] برای مؤمنان نشانه‌ای [از حقانیت دین و یاری خدا] باشد و تا شما را به راهی راست هدایت کند.///خدا غنیمت‌های فراوانی را در آینده به شما وعده داده است که به دست می‌آورید، و این یک غنیمت را [که فتح خیبر است] برای شما پیش انداخت، و دست‌های [تجاوز و ستم] مردم را از شما باز داشت تا این [پیروزی‌ها] برای مؤمنان نشانه‌ای [از حقانیت دین و یاری خدا] باشد و تا شما را به راهی راست هدایت کند.///خدا به شما وعده غنایم بسیار داده است که به چنگ مى‌آورید؛ و این غنیمت را زودتر ارزانى داشت و شما را از آسیب مردمان امان بخشید، تا براى مؤمنان عبرتى باشد و به راه راست هدایتتان کند.///خدا به شما غنیمت‌هاى فراوانى را وعده داده است که آنها را خواهید گرفت ولى این [غنایم خیبر] را زودتر به شما ارزانى داشت و دست [تعدى‌] مردم را از شما کوتاه ساخت تا براى مؤمنان نشانه‌اى باشد، و شما را به راه راست هدایت کند///و خدا به شما غنیمتهاى فراوان [دیگرى‌] وعده داده که به زودى آنها را خواهید گرفت، و این [پیروزى‌] را براى شما پیش انداخت، و دستهاى مردم را از شما کوتاه ساخت، و تا براى مؤمنان نشانه‌اى باشد و شما را به راه راست هدایت کند.///خداوند، غنیمت‌هاى بسیارى به شما وعده داده است که آنها را خواهید گرفت. پس این [غنیمت‌هاى خیبر] را زودتر براى شما فراهم ساخت و دستان [تجاوزگر] مردم را از شما کوتاه کرد، تا براى مؤمنان نشانه [و عبرتى] باشد و شما را به راهى راست هدایت کند.///خدا به شما (لشکر اسلام) وعده گرفتن غنیمتهای بسیار داده که این (یک غنیمت خیبر) را برای شما تعجیل در انجام آن فرمود و دست مردم (کافر) را از سر شما کوتاه کرد (تا همپیمانان یهود عبرت گیرند) و تا (این فتح و غنیمت) آیت و دلیل اهل ایمان (بر صدق وعده خدا) باشد و خدا شما را به راه راست هدایت فرماید.///خداوند به شما غنایم بسیاری وعده کرده است که بر آن دست یابید، و این را برای شما پیش انداخت، و دستان مردم [مخالف‌] را از شما بازداشت، تا این امر نشانه عبرتی برای مؤمنان باشد، و شما را به راهی راست هدایت کند///خداوند غنایم فراوانی به شما وعده داده بود که آنها را به دست می‌آورید، ولی این یکی را زودتر برای شما فراهم ساخت؛ و دست تعدی مردم [= دشمنان‌] را از شما بازداشت تا نشانه‌ای برای مؤمنان باشد و شما را به راه راست هدایت کند!///وعده داد شما را خدا خواسته‌هائی (برده‌هائی) فراوان که به چنگ آرید آنها را پس شتافت برای شما در این و باز داشت دستهای مردم را از شما و تا باشد آیتی برای مؤمنان و رهبری کند شما را به راهی راست‌///خدا به شما غنیمت‌های فراوان (دیگری) وعده داده (که) آنها را خواهید گرفت. پس این (پیروزی) را برای شما پیش انداخت و دست‌های مردمان را از شما کوتاه ساخت، و تا برای مؤمنان نشانه‌ای باشد و شما را به راهی راست هدایت کند. quran_en_fa And other gains (there are), which are not within your power, but which Allah has compassed: and Allah has power over all things. و [غنیمت‌ها و پیروزی‌های] دیگر [ی هست] که شما تا کنون بر آنها دست نیافته‌اید، بی تردید خدا بر آنها احاطه دارد [و به آسانی می‌تواند در دسترس شما قرار دهد]؛ و خدا همواره بر هر کاری تواناست.///و [غنیمت‌ها و پیروزی‌های] دیگر [ی هست] که شما تا کنون بر آنها دست نیافته‌اید، بی تردید خدا بر آنها احاطه دارد [و به آسانی می‌تواند در دسترس شما قرار دهد]؛ و خدا همواره بر هر کاری تواناست.///و غنایم دیگرى که هنوز به آنها دست نیافته‌اید. هر آینه خدا به آن احاطه دارد و او بر هر کارى تواناست.///و [غنیمت‌هاى‌] دیگرى [نیز هست‌] که به آنها دست نیافته‌اید تنها خدا بر آنها احاطه دارد، و خدا بر هر چیزى قادر است///و [غنیمتهاى‌] دیگر [ى نیز هست‌] که شما بر آنها دست نیافته‌اید [و] خدا بر آنها نیک احاطه دارد، و همواره خداوند بر هر چیزى تواناست.///و [غنیمت‌هاى] دیگرى که شما بر آنها قدرت ندارید؛ ولى خداوند بر آنها احاطه دارد و خداوند بر هر چیزى تواناست.///و خدا به شما باز وعده غنیمتهای دیگری فرموده که هنوز بر آن قادر نیستید و علم خدا محیط بر آن است و خدا بر هر چیز تواناست.///و موردی دیگر که هنوز به آن دست نیافته‌اید، ولی خداوند به آن احاطه دارد، و خداوند بر همه چیز تواناست‌///و نیز غنایم و فتوحات دیگری (نصیبتان می‌کند) که شما توانایی آن را ندارید، ولی قدرت خدا به آن احاطه دارد؛ و خداوند بر همه چیز تواناست!///و دیگری که توانا نبودید بر آن همانا خدا فراگرفت آن را و خدا است بر همه چیز توانا///و (غنیمت‌های) دیگری (نیز هست) که شما بر آنها دست نیافته‌اید (و) خدا بر آنها همواره احاطه داشته و خدا بر هر چیزی بسیار توانا بوده است. quran_en_fa If the Unbelievers should fight you, they would certainly turn their backs; then would they find neither protector nor helper. اگر کافران با شما بجنگند حتما پشت کنان می‌گریزند، آن گاه سرپرست و یاوری [که از آنان دفاع کند] نمی‌یابند.///اگر کافران با شما بجنگند حتما پشت کنان می‌گریزند، آن گاه سرپرست و یاوری [که از آنان دفاع کند] نمی‌یابند.///و اگر کافران با شما به جنگ برخیزند، پشت کرده بگریزند و دیگر هیچ دوست و یاریگرى نمى‌یابند.///و اگر کسانى که کافر شدند، [در حدیبیه‌] به جنگ با شما بر مى‌خاستند، قطعا [به شما] پشت مى‌کردند و یار و یاورى [براى خود] نمى‌یافتند///و اگر کسانى که کافر شدند، به جنگ با شما برخیزند، قطعا پشت خواهند کرد، و دیگر یار و یاورى نخواهند یافت.///و اگر کافران با شما بجنگند، حتما پشت کرده، مى‌گریزند. آن‌گاه هیچ سرپرست و یاورى نخواهند یافت.///و اگر کافران با شما مسلمین به جنگ برخیزند از قتال شما پشت گردانیده و فرار کنند و دیگر هیچ ناصر و یاوری برای خود نیابند.///و اگر کافران با شما به کارزار برخیزند، بی‌شک به شما پشت خواهند کرد، سپس نه یاری و نه یاوری یابند///و اگر کافران (در سرزمین حدیبیه) با شما پیکار می‌کردند بزودی فرار می‌کردند، سپس ولی و یاوری نمی‌یافتند!///و اگر جنگ کنند با شما آنان که کفر ورزیدند هر آینه برگردانند پشتهای خویش را سپس نیابند دوست و نه یاوری را///و اگر کسانی که کافر شدند، با شما کشتار کنند، بی‌چون (به شما) پشت خواهند کرد، سپس پشتوانه و یاوری نخواهند یافت. quran_en_fa (Such has been) the practice (approved) of Allah already in the past: no change wilt thou find in the practice (approved) of Allah. خدا روشی ثابت و قطعی مقرر کرده است که از پیش [بر پیروزی مؤمنان و شکست کافران] جاری بوده است، و هرگز برای روش خدا تغییر و تبدیلی نخواهی یافت.///خدا روشی ثابت و قطعی مقرر کرده است که از پیش [بر پیروزی مؤمنان و شکست کافران] جاری بوده است، و هرگز برای روش خدا تغییر و تبدیلی نخواهی یافت.///این سنت خداست که از پیش چنین بوده است و تو در سنت خدا دگرگونى نخواهى یافت.///سنت الهى است که در گذشته نیز بوده است، و هرگز براى سنت الهى تغییرى نخواهى یافت///سنت الهى از پیش همین بوده، و در سنت الهى هرگز تغییرى نخواهى یافت.///[این پیروزى مؤمنان و شکست کافران] سنت خداوند است که از پیش جارى بوده است و هرگز براى سنت‌هاى خداوند، تغییر و تبدیلى نخواهى یافت.///سنت الهی (و قانون نظام ربانی) بر این بوده (که حق بر باطل غالب شود) و ابدا در سنت خدا تغییری نخواهی یافت.///این سنت الهی است که پیشتر نیز جاری بوده است، و هرگز در سنت الهی تغییر و تبدیلی نخواهی یافت‌///این سنت الهی است که در گذشته نیز بوده است؛ و هرگز برای سنت الهی تغییر و تبدیلی نخواهی یافت!///شیوه خدا که گذشت از پیش و هرگز نیابی برای شیوه خدا دگرگونی را///سنت الهی را (که) از پیش همین بوده (پاس‌دار و انتظار داشته باش) و برای سنت الهی هرگز جایگزینی نخواهی یافت. quran_en_fa And it is He Who has restrained their hands from you and your hands from them in the midst of Makka, after that He gave you the victory over them. And Allah sees well all that ye do. و اوست که پس از آنکه شما را [بی جنگ و خونریزی] بر دشمن پیروز و مسلط کرد، دست‌های آنان را از [جنگ با] شما و دست‌های شما را از [جنگ با] آنان در دل مکه [که منطقه حدیبیه است] باز داشت؛ و خدا همواره به آنچه انجام می‌دهید بیناست.///و اوست که پس از آنکه شما را [بی جنگ و خونریزی] بر دشمن پیروز و مسلط کرد، دست‌های آنان را از [جنگ با] شما و دست‌های شما را از [جنگ با] آنان در دل مکه [که منطقه حدیبیه است] باز داشت؛ و خدا همواره به آنچه انجام می‌دهید بیناست.///اوست که چون در بطن مکه بر آنها پیروزیتان داد، دست آنها را از شما و دست شما را از آنها بازداشت. و خدا به کارهایى که مى‌کردید آگاه و بینا بود.///و اوست آن که در دل مکه پس از پیروز کردن شما بر آنان، دست‌هاى آنها را از شما و دست‌هاى شما را از آنها کوتاه کرد [تا جنگى رخ ندهد که مصلحت در این بود]، و خدا به آنچه مى‌کنید بیناست///و اوست همان کسى که در دل مکه -پس از پیروزکردن شما بر آنان- دستهاى آنها را از شما و دستهاى شما را از ایشان کوتاه گردانید، و خدا به آنچه مى‌کنید همواره بیناست.///و اوست کسى که پس از آن که شما را [در حدیبیه] بر آنان پیروز ساخت، در درون مکه [نیز] دست آنان را از شما و دست شما را از آنان کوتاه کرد و خداوند به هر کارى که مى‌کنید، بیناست.///و او خدایی است که دست کفار را از سر شما و دست شما را هم به زمین مکه پس از فیروزیتان از سر آنها کوتاه کرد (که به امر خدا پیغمبر روز فتح مکه برای حفظ جان دشمنان خانه‌هایی را پناه قرار داد) و خدا به هر چه می‌کنید بیناست.///و هموست که پس از آنکه شما را بر ایشان پیروزی داد، در میان مکه دستان ایشان را از شما، و دستان شما را از ایشان بازداشت، و خداوند به آنچه می‌کنید بیناست‌///او کسی است که دست آنها را از شما، و دست شما را از آنان در دل مکه کوتاه کرد، بعد از آنکه شما را بر آنها پیروز ساخت؛ و خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست!///و اوست آنکه باز داشت دستهای ایشان را از شما و دستهای شما را از ایشان در شکم مکه از پس آنکه پیروزی داد شما را بر ایشان و خدا است بدانچه کنید بینا///و اوست کسی که در دل مکه - پس از پیروز کردنتان بر آنان - دست‌هایشان را از شما و دست‌هایتان را از ایشان بازداشت، پس از آنکه شما را بر آنان چیره ساخت. و خدا به آنچه می‌کنید بسی بینا بوده است. quran_en_fa They are the ones who denied Revelation and hindered you from the Sacred Mosque and the sacrificial animals, detained from reaching their place of sacrifice. Had there not been believing men and believing women whom ye did not know that ye were trampling down and on whose account a crime would have accrued to you without (your) knowledge, (Allah would have allowed you to force your way, but He held back your hands) that He may admit to His Mercy whom He will. If they had been apart, We should certainly have punished the Unbelievers among them with a grievous Punishment. آنان کسانی هستند که کفر ورزیدند و شما را از [ورود به] مسجدالحرام باز داشتند و نیز نگذاشتند قربانی هایی که با خود آورده بودید به محل قربانی اش برسد، و اگر مردان و زنان مؤمن ناشناسی در میان مکه نبودند، تا جنگ شما سبب کشته شدن آن بی گناهان شود و در نتیجه امر ناملایم و مکروهی [چون دیه] گریبان شما را بگیرد [شما را از جنگ باز نمی‌داشتیم، ولی بازداشتیم] تا خدا هرکه را [مانند مردان و زنان مومنی که برای شما ناشناخته بودند] بخواهد در رحمتش درآورد. [و] اگر مؤمنان از کافران جدا بودند یقینا کافران [از اهل مکه] را به عذابی دردناک عذاب می‌کردیم///آنان کسانی هستند که کفر ورزیدند و شما را از [ورود به] مسجدالحرام باز داشتند و نیز نگذاشتند قربانی هایی که با خود آورده بودید به محل قربانی اش برسد، و اگر مردان و زنان مؤمن ناشناسی در میان مکه نبودند، تا جنگ شما سبب کشته شدن آن بی گناهان شود و در نتیجه امر ناملایم و مکروهی [چون دیه] گریبان شما را بگیرد [شما را از جنگ باز نمی‌داشتیم، ولی بازداشتیم] تا خدا هرکه را [مانند مردان و زنان مومنی که برای شما ناشناخته بودند] بخواهد در رحمتش درآورد. [و] اگر مؤمنان از کافران جدا بودند یقینا کافران [از اهل مکه] را به عذابی دردناک عذاب می‌کردیم///ایشان همانهایند که کفر ورزیدند و شما را از مسجد الحرام بازداشتند و نگذاشتند که قربانى به قربانگاهش برسد. اگر مردان مسلمان و زنان مسلمانى که آنها را نمى‌شناسید در میان آنها نبودند و بیم آن نبود که آنها را زیر پاى درنوردید و نادانسته مرتکب گناه شوید، خدا دست شما را از آنها بازنمى‌داشت. و خدا هر که را بخواهد مشمول رحمت خود گرداند. اگر از یکدیگر جدا مى‌بودند، کافرانشان را به عذابى دردآور عذاب مى‌کردیم.///آنها کسانى بودند که کافر شدند و شما را از مسجد الحرام بازداشتند و نگذاشتند قربانى [شما] که بازداشته شده بود به محلش برسد. و اگر مردان و زنان مؤمنى که شما آنها را نمى‌شناختید [در میان آنها] نبودند که [ممکن بود] ندانسته آنها را بکوبید و [از این بابت‌///آنها بودند که کفر ورزیدند و شما را از مسجد الحرام بازداشتند و نگذاشتند قربانى [شما] که بازداشته شده بود به محلش برسد، و اگر [در مکه‌] مردان و زنان با ایمانى نبودند که [ممکن بود] بى‌آنکه آنان را بشناسید، ندانسته پایمالشان کنید و تاوانشان بر شما بماند [فرمان حمله به مکه مى‌دادیم‌] تا خدا هر که را بخواهد در جوار رحمت خویش درآورد. اگر [کافر و مؤمن‌] از هم متمایز مى‌شدند، قطعا کافران را به عذاب دردناکى معذب مى‌داشتیم.///آنان کسانى هستند که کافر شدند و شما را از [ورود به] مسجدالحرام بازداشتند و نگذاشتند قربانى‌هایى که با خود آورده بودید، به قربانگاه برسد و اگر [در مکه] مردان و زنان باایمانى نبودند که بى­آن که آنان را بشناسید، ندانسته پایمالشان کنید و تاوانشان بر شما بماند، [فرمان حمله به مکه را صادر مى‌کردیم؛ ولى این فرمان را ندادیم] تا خداوند هر کس را بخواهد، در رحمت خود درآورد. اگر [مؤمنان و مشرکان] از هم جدا بودند، قطعا کسانى از اهل مکه را که کفر ورزیدند، به عذابى دردناک کیفر مى‌کردیم.///هم آنان بودند که کافر شدند و راه مسجد الحرام را بر شما بستند و قربانی شما را از رسیدن به محل خود (مکه) منع کردند. و اگر مردان مؤمن و زنان مؤمنه‌ای که شما اکنون نمی‌شناسید (در مکه) وجود نداشتند که اگر حمله کنید آنها را ندانسته پامال هلاک می‌سازید پس دیه و غرامت خون آن مؤمنان به گردن شما می‌ماند (اگر این قضیه نبود به شما اجازه حمله به مکه داده می‌شد و لیکن این اجازه به تأخیر افتاد) تا خدا هر که را بخواهد در رحمت خود داخل گرداند (و به نور اسلام هدایت کند). اگر (عناصر کفر و ایمان) از یکدیگر جدا بودند همانا کسانی از آنان را که کافرند به عذابی دردناک معذب می‌ساختیم.///آنان بودند که کفرورزیدند و شما را از مسجدالحرام باز داشتند و نگذاشتند قربانی [شما] که باز داشته شده بود، به محل [قربانگاه‌] اش برسد، و اگر [در مکه‌] مردان و زنان [مستضعف‌] با ایمانی نبودند که [ممکن بود] بی‌آنکه آنان را بشناسید، ندانسته پایمالشان کنید و تاوانشان بر شما بماند [فرمان حمله به مکه می‌دادیم‌] تا خدا هر که را بخواهد در جوار رحمت خویش درآورد اگر [کافران و مؤمنان‌] از هم متمایز می‌شدند، قطعا از میان آنان کافران را به عذاب دردناکی معذب می‌داشتیم‌///آنها کسانی هستند که کافر شدند و شما را از (زیارت) مسجد الحرام و رسیدن قربانیهایتان به محل قربانگاه بازداشتند؛ و هرگاه مردان و زنان با ایمانی در این میان بدون آگاهی شما، زیر دست و پا، از بین نمی‌رفتند که از این راه عیب و عاری ناآگاهانه به شما می‌رسید، (خداوند هرگز مانع این جنگ نمی‌شد)! هدف این بود که خدا هر کس را می‌خواهد در رحمت خود وارد کند؛ و اگر مؤمنان و کفار (در مکه) از هم جدا می‌شدند، کافران را عذاب دردناکی می‌کردیم!///آنانند که کفر ورزیدند و بازداشتند شما را از مسجد حرام و قربانی را بسته از آنکه به جایگاه خود رسد و اگر نبود مردان مومن و زنان مؤمنه که نشناخته پایمال کنید پس برسد شما را از ایشان گنهی به نادانی تا درآرد خدا به رحمت خویش هر که را خواهد اگر جدا می‌شدند هر آینه عذاب می‌کردیم آنان را که کفر ورزیدند از ایشان عذابی دردناک‌///آنان کسانی می‌باشند که کافر شدند و از (ورود) شما (به) مسجدالحرام جلوگیری کردند و نگذاشتند قربانی نگه‌داشته‌ی شما را به محلش برسد و اگر (در مکه) مردان و زنان باایمانی نبودند که (ممکن بود) بی‌آنکه آنان را بشناسید، ندانسته پایمالشان کنید. و عار و بی‌مقداری از ایشان برایتان بماند (فرمان حمله به مکه می‌دادیم) تا خدا هر که را بخواهد در رحمت خویش آورد. اگر (کافر و مؤمن) از هم متمایز می‌شدند، همواره کافران را به عذاب دردناکی معذب می‌داشتیم. quran_en_fa While the Unbelievers got up in their hearts heat and cant - the heat and cant of ignorance,- Allah sent down His Tranquillity to his Messenger and to the Believers, and made them stick close to the command of self-restraint; and well were they entitled to it and worthy of it. And Allah has full knowledge of all things. [یاد کن] هنگامی را که کافران [پس از قرارداد صلح حدیبیه] دل هایشان را از تعصب و خشم شدید جاهلی آکنده کردند، پس خدا هم آرامشش را بر پیامبرش و مؤمنان نازل کرد و روح تقوا را [که حقیقت و جان توحید است] ملازم آنان نمود، و آنان به [روح تقوا] سزاوارتر و شایسته آن بودند؛ و خدا همواره به هر چیز داناست.///[یاد کن] هنگامی را که کافران [پس از قرارداد صلح حدیبیه] دل هایشان را از تعصب و خشم شدید جاهلی آکنده کردند، پس خدا هم آرامشش را بر پیامبرش و مؤمنان نازل کرد و روح تقوا را [که حقیقت و جان توحید است] ملازم آنان نمود، و آنان به [روح تقوا] سزاوارتر و شایسته آن بودند؛ و خدا همواره به هر چیز داناست.///آنگاه که کافران تصمیم گرفتند که دل به تعصب، تعصب جاهلى سپارند، خدا نیز آرامش خود را بر دل پیامبرش و مؤمنان فروفرستاد و به تقوى الزامشان کرد که آنان به تقوى سزاوارتر و شایسته‌تر بودند و خدا بر هر چیزى داناست.///آن‌گاه که کافران در دل خود تعصب ورزیدند تعصب جاهلیت، [و مانع ورود شما به مکه شدند]، پس خدا آرامش خود را بر فرستاده‌ى خویش و بر مؤمنان نازل کرد و آنها را پاى‌بند آرمان تقوا نمود که آنها بدان سزاوارتر بودند و اهلیت آن را داشتند، و خدا به هر چیزى داناست///آنگاه که کافران در دلهاى خود، تعصب [آن هم‌] تعصب جاهلیت ورزیدند، پس خدا آرامش خود را بر فرستاده خویش و بر مؤمنان فرو فرستاد، و آرمان تقوا را ملازم آنان ساخت، و [در واقع‌] آنان به [رعایت] آن [آرمان‌] سزاوارتر و شایسته [اتصاف به‌] آن بودند، و خدا همواره بر هر چیزى داناست.///[یاد کن] آن­گاه که کافران، در دل‌هاى خود تعصب و خشم جای داده بودند، [آن هم] تعصب شدید جاهلی. پس خداوند آرامش خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان فروفرستاد. [و آنان براى صلح حدیبیه آماده شدند.] و خداوند آنان را به حقیقت تقوا پای‌بند کرد که به آن سزاوارتر و اهل آن بودند و خداوند همواره به همه چیز آگاه است.///آن گاه که کافران در دلها ناموس و حمیت، آن هم حمیت جاهلیت پروردند (که نگذاشتند در عهدنامه صلح حدیبیه کلمه بسم الله و رسول الله بنویسند و مؤمنان را بر سر حمیت و غیرت ایمانی آوردند) پس خدا وقار و اطمینان خاطر بر رسول خود و بر مؤمنان نازل کرد و آنان را با کلمه (اخلاص و مقام) تقوا ملازم کرد که آنها سزاوارتر بر این مقام بودند و اهلیت آن داشتند و خدا به همه امور عالم داناست.///چنین بود که کافران در دلهایشان حمیت -حمیت جاهلیتآوردند، ولی خداوند آرامشش را بر پیامبرش و بر مؤمنان نازل کرد و آنان را پایبند حکم تقوا ساخت، و به آن سزاوارتر و اهل آن بودند، و خداوند به همه‌چیز داناست‌///(به خاطر بیاورید) هنگامی را که کافران در دلهای خود خشم و نخوت جاهلیت داشتند؛ و (در مقابل،) خداوند آرامش و سکینه خود را بر فرستاده خویش و مؤمنان نازل فرمود و آنها را به حقیقت تقوا ملزم ساخت، و آنان از هر کس شایسته‌تر و اهل آن بودند؛ و خداوند به همه چیز دانا است.///گاهی که نهادند آنان که کفر ورزیدند در دل خویش خون‌گرمی (غیرت) را خون‌گرمی جاهلیت پس فرستاد خدا آرامش خویش را بر پیمبرش و بر مؤمنان و همراه ایشان داشت گفتار پرهیزکاری (کلمه تقوی) را و آنانند سزاوارتر بدان و اهل آن و خدا است به همه چیز دانا///چون کافران در دل‌های خود، تعصب، (آن هم) تعصب جاهلیت نهادند، پس خدا آرامشی از خود بر فرستاده‌ی خویش و بر مؤمنان فرو فرستاد و کلمه‌ی تقوا را ملازم آنان ساخت و (در واقع) آنان به (رعایت) آن سزاوارتر و (هم) اهل آن بودند. و خدا همواره بر هر چیزی بسی دانا بوده است. quran_en_fa Truly did Allah fulfil the vision for His Messenger: ye shall enter the Sacred Mosque, if Allah wills, with minds secure, heads shaved, hair cut short, and without fear. For He knew what ye knew not, and He granted, besides this, a speedy victory. بی تردید خدا رؤیای پیامبرش را به حق و درستی تحقق داد [که در رؤیا وعده داده بود] شما قطعا در حال امن و امنیت در حالی که سرهایتان را تراشیده و موی [یا ناخن] کوتاه کرده‌اید و بیمی ندارید، وارد مسجدالحرام خواهید شد. خدا آنچه را که شما نمی‌دانستید [که وعده ورود به مسجدالحرام در سال آینده است] دانست و پیش از آن پیروزی نزدیکی [که صلح حدیبیه بود برای شما] قرارداد.///بی تردید خدا رؤیای پیامبرش را به حق و درستی تحقق داد [که در رؤیا وعده داده بود] شما قطعا در حال امن و امنیت در حالی که سرهایتان را تراشیده و موی [یا ناخن] کوتاه کرده‌اید و بیمی ندارید، وارد مسجدالحرام خواهید شد. خدا آنچه را که شما نمی‌دانستید [که وعده ورود به مسجدالحرام در سال آینده است] دانست و پیش از آن پیروزی نزدیکی [که صلح حدیبیه بود برای شما] قرارداد.///خدا رؤیاى پیامبرش را به صدق پیوست که گفته بود: اگر خدا بخواهد، ایمن، گروهى سرتراشیده و گروهى موى کوتاه کرده، بى هیچ بیمى به مسجدالحرام داخل مى‌شوید. او چیزها مى‌دانست که شما نمى‌دانستید. و جز آن در همین نزدیکى فتحى نصیب شما کرده بود.///حقا خدا رؤیاى پیامبر خود را راست کرد که شما حتما به خواست خدا سر تراشیده و موى سر کوتاه کرده بدون هیچ ترسى با خاطره‌ى آسوده به مسجد الحرام وارد خواهید شد پس خدا چیزهایى [از مصالح پشت پرده‌] مى‌دانست که شما نمى‌دانستید، لذا پیش از آن [براى شما با صلح///حقا خدا رؤیاى پیامبر خود را تحقق بخشید [که دیده بود:] شما بدون شک، به خواست خدا در حالى که سر تراشیده و موى [و ناخن‌] کوتاه کرده‌اید، با خاطرى آسوده در مسجد الحرام درخواهید آمد. خدا آنچه را که نمى‌دانستید دانست، و غیر از این، پیروزى نزدیکى [براى شما] قرار داد.///به راستی خداوند، رؤیاى پیامبرش را به حق تحقق بخشید. شما مسلمانان به خواست خدا، آسوده‌خاطر، در حالى که سرهایتان را تراشیده و مو [یا ناخن] کوتاه کرده‌اید و از هیچ‌کس ترس و وحشتى ندارید، وارد مسجدالحرام خواهید شد. خداوند چیزى را دانست که شما نمى‌دانستید، پس غیر از این، پیروزى نزدیکى را [در خیبر] براى شما قرار داد.///البته خدا صدق و حقیقت خواب رسولش را آشکار و محقق ساخت که در عالم رؤیا دید شما مؤمنان به خواست خدا البته به مسجد الحرام با دل ایمن وارد شوید و سرها بتراشید و اعمال تقصیر بی ترس و هراس به جای آرید، و خدا آنچه را (از مصالح صلح حدیبیه) شما نمی‌دانستید می‌دانست و قبل از آن (که فتح مکه کنید) فتح نزدیک (حدیبیه و خیبر) را مقرر داشت.///به راستی که خداوند رؤیای پیامبرش را به حقیقت پیوست، که شما ان شاء الله در امن و امان و حلق و تقصیر کرده وارد مسجدالحرام خواهید شد بی‌آنکه بیمی داشته باشید، و او چیزی را که شما نمی‌دانید می‌داند و جز این نیز پیروزی‌ای نزدیک نصیب شما گردانده است‌///خداوند آنچه را به پیامبرش در عالم خواب نشان داد راست گفت؛ بطور قطع همه شما بخواست خدا وارد مسجد الحرام می‌شوید در نهایت امنیت و در حالی که سرهای خود را تراشیده یا کوتاه کرده‌اید و از هیچ کس ترس و وحشتی ندارید؛ ولی خداوند چیزهایی را می‌دانست که شما نمی‌دانستید (و در این تأخیر حکمتی بود)؛ و قبل از آن، فتح نزدیکی (برای شما) قرار داده است.///همانا راست آورد خدا به پیمبر خویش خواب را به درست (به حق) که درآئید در مسجد حرام اگر خدا خواهد آسودگان (ایمنان) تراشندگان سرهای خویش و کوتاه‌کنندگان (ناخن و موی) ناهراسندگان پس دانست آنچه را ندانستید پس گذارد نزدیک آن پیروزیی نزدیک را///به‌راستی خدا رؤیای پیامبر خود را به‌درستی تحقق بخشید (که) شما بدون شک، به خواست خدا در حالی که سرهاتان را تراشیده و (موها یا ناخن‌های خود را) کوتاه کرده‌اید، همواره بدون ترسی در مسجدالحرام در خواهید آمد. خدا آنچه را که نمی‌دانستید دانست. در نتیجه پس از این، پیروزی نزدیکی (برای شما) قرار داد. quran_en_fa It is He Who has sent His Messenger with Guidance and the Religion of Truth, to proclaim it over all religion: and enough is Allah for a Witness. اوست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان پیروز کند، و کافی است که خدا [بر وقوع این حقیقت] گواه باشد.///اوست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان پیروز کند، و کافی است که خدا [بر وقوع این حقیقت] گواه باشد.///اوست که پیامبرش را به هدایت و دین حق فرستاد تا آن دین را بر همه ادیان پیروز گرداند. و خدا شهادت را کافى است.///او کسى است که پیامبر خود را با هدایت و آیین درست [به سوى مردم‌] فرستاد تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند، و گواهى خدا [بر حقانیت پیامبر] کفایت مى‌کند///اوست کسى که پیامبر خود را به [قصد] هدایت، با آیین درست روانه ساخت، تا آن را بر تمام ادیان پیروز گرداند و گواه‌بودن خدا کفایت مى‌کند.///او کسى است که پیامبرش را همراه با هدایت و دین حق فرستاد، تا آن را بر همه دین‌ها پیروز کند و کافى است که خداوند گواه [این] باشد.///او خدایی است که رسول خود را با هدایت (قرآن) و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان دنیا غالب گرداند و (بر حقیقت این سخن) گواهی خدا کافی است.///او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاده است، تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند، و خداوند گواهی را بس‌///او کسی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاده تا آن را بر همه ادایان پیروز کند؛ و کافی است که خدا گواه این موضوع باشد!///او است آنکه فرستاد پیمبر خود را به رهبری و کیش حق تا چیره گرداندش بر کیشها همگی و بس است خدا گواهی‌///اوست کسی که پیامبر خود را به (تمامی) هدایت، با آیین پای‌برجای راستا، و سرشار از حق روانه ساخت، تا آن را بر تمام ادیان پیروز گرداند و گواه بودن خدا کافی بوده است. quran_en_fa Muhammad is the messenger of Allah; and those who are with him are strong against Unbelievers, (but) compassionate amongst each other. Thou wilt see them bow and prostrate themselves (in prayer), seeking Grace from Allah and (His) Good Pleasure. On their faces are their marks, (being) the traces of their prostration. This is their similitude in the Taurat; and their similitude in the Gospel is: like a seed which sends forth its blade, then makes it strong; it then becomes thick, and it stands on its own stem, (filling) the sowers with wonder and delight. As a result, it fills the Unbelievers with rage at them. Allah has promised those among them who believe and do righteous deeds forgiveness, and a great Reward. محمد، فرستاده خداست و کسانی که با او هستند بر کافران سرسخت و در میان خودشان با یکدیگر مهربانند، همواره آنان را در رکوع و سجود می‌بینی که پیوسته فضل و خشنودی خدا را می‌طلبند؛ نشانه آنان در چهره شان از اثر سجود پیداست، این است توصیف آنان در تورات، و اما توصیفشان در انجیل این است که وجودشان چون زراعتی است که جوانه‌های خود را رویانده پس تقویتش کرده تا ستبر و ضخیم شده، و در نتیجه بر ساقه هایش [محکم و استوار] ایستاده است، به طوری که دهقانان را [از رشد و انبوهی خود] به تعجب می‌آورد تا خدا به وسیله [انبوهی و نیرومندی] مؤمنان، کافران را به خشم آورد. [و] خدا به کسانی از آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، آمرزش و پاداشی بزرگ وعده داده است.///محمد، فرستاده خداست و کسانی که با او هستند بر کافران سرسخت و در میان خودشان با یکدیگر مهربانند، همواره آنان را در رکوع و سجود می‌بینی که پیوسته فضل و خشنودی خدا را می‌طلبند؛ نشانه آنان در چهره شان از اثر سجود پیداست، این است توصیف آنان در تورات، و اما توصیفشان در انجیل این است که وجودشان چون زراعتی است که جوانه‌های خود را رویانده پس تقویتش کرده تا ستبر و ضخیم شده، و در نتیجه بر ساقه هایش [محکم و استوار] ایستاده است، به طوری که دهقانان را [از رشد و انبوهی خود] به تعجب می‌آورد تا خدا به وسیله [انبوهی و نیرومندی] مؤمنان، کافران را به خشم آورد. [و] خدا به کسانی از آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، آمرزش و پاداشی بزرگ وعده داده است.///محمد پیامبر خدا، و کسانى که با او هستند بر کافران سختگیرند و با یکدیگر مهربان. آنان را بینى که رکوع مى‌کنند، به سجده مى‌آیند و جویاى فضل و خشنودى خدا هستند. نشانشان اثر سجده‌اى است که بر چهره آنهاست. این است وصفشان در تورات و در انجیل، که چون کشته‌اى هستند که جوانه بزند و آن جوانه محکم شود و بر پاهاى خود بایستد و کشاورزان را به شگفتى وادارد، تا آنجا که کافران را به خشم آورد. خدا از میان آنها کسانى را که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند به آمرزش و پاداشى بزرگ وعده داده است.///محمد صلى الله علیه وآله وسلم فرستاده‌ى خداست و کسانى که با او هستند، بر کافران سختگیر [و] با همدیگر مهربانند. [همواره‌] آنها را در رکوع و سجود مى‌بینى که فضل و خشنودى خدا را مى‌جویند. نشانه آنها اثر سجده‌اى است که در چهره‌هایشان است. این وصف ایشان///محمد [ص‌] پیامبر خداست؛ و کسانى که با اویند، بر کافران، سختگیر [و] با همدیگر مهربانند. آنان را در رکوع و سجود مى‌بینى. فضل و خشنودى خدا را خواستارند. علامت [مشخصه‌] آنان بر اثر سجود در چهره‌هایشان است. این صفت ایشان است در تورات، و مثل آنها در انجیل چون کشته‌اى است که جوانه خود برآورد و آن را مایه دهد تا ستبر شود و بر ساقه‌هاى خود بایستد و دهقانان را به شگفت آورد، تا از [انبوهى‌] آنان [خدا] کافران را به خشم دراندازد. خدا به کسانى از آنان که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، آمرزش و پاداش بزرگى وعده داده‌است.///محمد، فرستاده‌ی خداست و کسانى که با او هستند، بر کافران، سختگیر و با یکدیگر مهربانند. آنان را پیوسته در رکوع و سجود مى‌بینى که بخشش و خشنودی را از خدا مى‌جویند. نشانه‌ی آنان در رخسارشان از اثر سجود پیداست. این است وصف ایشان در تورات، و وصف آنان در انجیل این است که وجودشان مانند زراعتى است که جوانه‌اش را از زمین رویانده، پس آن را نیرو داده تا سخت شود و بر ساقه‌ى خود [استوار] بایستد، آن گونه که کشاورزان را به شگفتى و شادى وامى‌دارد. تا خدا به واسطه‌ی [انبوهى و نیرومندى] مؤمنان، کافران را به خشم آورد. [ولی] خداوند به کسانى از کافران که ایمان آورده و کارهاى شایسته کنند، وعده‌ی آمرزش و پاداشى بزرگ داده است.///محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) فرستاده خداست و یاران و همراهانش بر کافران بسیار قویدل و سخت و با یکدیگر بسیار مشفق و مهربانند، آنان را در حال رکوع و سجود نماز بسیار بنگری که فضل و رحمت خدا و خشنودی او را می‌طلبند، بر رخسارشان از اثر سجده نشانه‌های نورانیت پدیدار است. این وصف حال آنها در کتاب تورات و انجیل مکتوب است که (مثل حال آن رسول) به دانه‌ای ماند که چون نخست سر از خاک برآورد جوانه و شاخه‌ای نازک و ضعیف باشد بعد از آن قوت یابد تا آنکه ستبر و قوی گردد و بر ساق خود راست و محکم بایستد که دهقانان را (در تماشای خود) حیران کند (همچنین محمد صلی الله علیه و آله و سلم و اصحابش از ضعف به قوت رسند) تا کافران عالم را (از قدرت و قوت خود) به خشم آرند. خدا وعده فرموده که هر کس از آنها ثابت ایمان و نیکوکار شود گناهانش ببخشد و اجر عظیم عطا کند.///محمد پیامبر الهی است و کسانی که با او هستند بر کافران سختگیر و با خودشان مهربانند، آنان را راکع و ساجد بینی که در طلب بخشش و خشنودی خداوند، نشانه آنان در چهره‌هایشان از اثر سجود [آشکار] است، و این است توصیف آنان در تورات، و توصیف آنان در انجیل هست، همانند نهالی که جوانه‌اش را برآورد، و آن را نیرومند سازد و ستبر گردد و بر ساقه‌هایش بایستد، و کشاورزان را شاد و شگفت‌زده سازد، تا از [دیدن‌] ایشان کافران را به خشم آورد، خداوند به کسانی از ایشان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، آمرزش و پاداشی بزرگ وعده داده است‌///محمد (ص) فرستاده خداست؛ و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند؛ پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود می‌بینی در حالی که همواره فضل خدا و رضای او را می‌طلبند؛ نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است؛ این توصیف آنان در تورات و توصیف آنان در انجیل است، همانند زراعتی که جوانه‌های خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته تا محکم شده و بر پای خود ایستاده است و بقدری نمو و رشد کرده که زارعان را به شگفتی وامی‌دارد؛ این برای آن است که کافران را به خشم آورد (ولی) کسانی از آنها را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظیمی داده است.///محمد (صلی الله علیه و آله) فرستاده خدا است و آنان که با اویند سخت‌گیرانند بر کفار مهربانند به خویشتن ببینیشان رکوع‌گزاران و سجده‌کنان جویند فضلی از خدا و خوشنودی را نشانی (سیمای) ایشان در چهره‌های ایشان است از جای سجده این است مثل آنان در تورات و مثل آنان در انجیل چون کشتی است که برون دهد بوته‌های خود را پس استوارش کند تا سطبر گردد و بر پایه‌های خویش ایستد شگفت آرد برزگران را تا به خشم آرد بدیشان کافران را نوید داد خدا آنان را که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند از ایشان آمرزشی و پاداشی بزرگ را///محمد پیامبر خداست‌؛ و کسانی که با اویند، بر کافران سختگیران و با خودهاشان مهربانانند. آنان را در رکوع و سجود می‌بینی (که) فضل و خشنودی خدا را همی جویند. علامت (مشخصه‌ی) آنان بر اثر و نمود سجود در چهره‌هایشان پیداست. این نماد ایشان است در تورات و نمادشان در انجیل. چون کشته‌ای است که جوانه‌ی خود را بر آورده و آن را مایه دهد تا ستبر شود و بر ساقه‌های خود بایستد و زارعان را به شگفت آورد، تا از (انبوهی) آنها (خدا) کافران را به خشم در اندازد. خدا به کسانی از آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته (ی ایمان) کرده‌اند، پوشش و پاداشی بزرگ وعده داده است. quran_en_fa O Ye who believe! Put not yourselves forward before Allah and His Messenger; but fear Allah: for Allah is He Who hears and knows all things. ای اهل ایمان! بر خدا و پیامبرش [در هیچ امری از امور دین و دنیا و آخرت] پیشی مگیرید و از خدا پروا کنید که خدا شنوا و داناست.///ای اهل ایمان! بر خدا و پیامبرش [در هیچ امری از امور دین و دنیا و آخرت] پیشی مگیرید و از خدا پروا کنید که خدا شنوا و داناست.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، بر خدا و پیامبر او پیشى مگیرید و از خدا بترسید، زیرا خدا شنوا و داناست.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! در برابر خدا و رسولش [در هیچ کارى‌] جلو نیفتید، و از خدا بترسید. بى‌گمان خدا شنواى داناست///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، در برابر خدا و پیامبرش [در هیچ کارى‌] پیشى مجویید و از خدا پروا بدارید که خدا شنواى داناست.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! [در هیچ کارى] بر خدا و پیامبر او پیشى نگیرید و از [نافرمانی] خداوند پروا کنید که خداوند شنوا و داناست.///ای کسانی که ایمان آورده‌اید (در هیچ کار) بر خدا و رسول تقدم مجویید و از خدا پروا کنید، که خدا شنوا و داناست.///ای مؤمنان بر حکم خداوند و پیامبر او پیشدستی نکنید، و از خداوند پروا داشته باشید، بی‌گمان خداوند شنوای داناست‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چیزی را بر خدا و رسولش مقدم نشمرید (و پیشی مگیرید)، و تقوای الهی پیشه کنید که خداوند شنوا و داناست!///ای آنان که ایمان آوردید پیش نیفتید پیش روی خدا و پیمبرش و بترسید خدا را که خدا است شنونده دانا///هان ای کسانی که ایمان آوردید! در برابر خدا و پیامبر، (خود یا دیگران را) پیش نیندازید و خدا را پروا بدارید. همانا خدا بسی شنوای بسیار داناست. quran_en_fa O ye who believe! Raise not your voices above the voice of the Prophet, nor speak aloud to him in talk, as ye may speak aloud to one another, lest your deeds become vain and ye perceive not. ای مؤمنان! صدایتان را بلندتر از صدای پیامبر نکنید، و آن گونه که با یکدیگر بلند سخن می‌گویید با او بلند سخن نگویید، مبادا آنکه اعمالتان تباه و بی اثر شود و شما تباهی آن را درک نکنید.///ای مؤمنان! صدایتان را بلندتر از صدای پیامبر نکنید، و آن گونه که با یکدیگر بلند سخن می‌گویید با او بلند سخن نگویید، مبادا آنکه اعمالتان تباه و بی اثر شود و شما تباهی آن را درک نکنید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، صداى خود را از صداى پیامبر بلندتر مکنید و همچنان که با یکدیگر بلند سخن مى‌گویید با او به آواز بلند سخن مگویید، که اعمالتان ناچیز شود و آگاه نشوید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! صدایتان را بلندتر از صداى پیامبر نکنید و با او بلند سخن نگویید آن‌گونه که با یکدیگر بلند سخن مى‌گویید، مبادا بى‌آن که خود بفهمید اعمالتان تباه شود///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، صدایتان را بلندتر از صداى پیامبر مکنید، و همچنانکه بعضى از شما با بعضى دیگر بلند سخن مى‌گویید با او به صداى بلند سخن مگویید، مبادا بى‌آنکه بدانید کرده‌هایتان تباه شود.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! [در گفتگو با پیامبر،] صدایتان را بلندتر از صداى پیامبر نکنید و آن گونه که با یکدیگر بلند گفتگو مى‌کنید، با پیامبر بلند سخن مگویید! مبادا [به خاطر این بى‌ادبى،] اعمالتان نابود شود و شما آگاه نشوید.///ای اهل ایمان، فوق صوت پیغمبر صدا بلند مکنید و بر او فریاد بر مکشید چنانکه با یکدیگر بلند سخن می‌گویید، که اعمال نیکتان (در اثر بی ادبی) محو و باطل شود و شما فهم نکنید.///ای کسانی که ایمان آورده‌اید صداهایتان را از صدای پیامبر بلندتر مسازید، و در سخن با او، مانند بلند حرف زدنتان با همدیگر، بلند حرف مزنید مبادا که اعمالتان تباه شود و آگاه نباشید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! صدای خود را فراتر از صدای پیامبر نکنید، و در برابر او بلند سخن مگویید (و داد و فریاد نزنید) آن گونه که بعضی از شما در برابر بعضی بلند صدا می‌کنند، مبادا اعمال شما نابود گردد در حالی که نمی‌دانید!///ای آنان که ایمان آوردید بلند نکنید آواز خویش را بالای آواز پیمبر و بلند با وی سخن نگوئید مانند بلند سخن‌گفتن برخی از شما با برخی نبادا تباه شود کارهای شما و شما درنیابید///هان ای کسانی که ایمان آوردید! صداهایتان را از صدای پیامبر بلندتر مکنید، و همچنان که بعضی از شما با بعضی دیگر بلند سخن می‌گویید با او به صدای بلند سخن مگویید، که کرده‌هایتان تباه شود، حال آنکه باریک‌بینی نمی‌کنید. quran_en_fa Those that lower their voices in the presence of Allah's Messenger,- their hearts has Allah tested for piety: for them is Forgiveness and a great Reward. بی تردید کسانی که صدایشان را نزد رسول خدا پایین می‌آورند، همانان هستند که خدا دل هایشان را برای پرهیزکاری امتحان کرده، آنان را آمرزش و پاداشی بزرگ است.///بی تردید کسانی که صدایشان را نزد رسول خدا پایین می‌آورند، همانان هستند که خدا دل هایشان را برای پرهیزکاری امتحان کرده، آنان را آمرزش و پاداشی بزرگ است.///کسانى که در نزد پیامبر خدا صدایشان را پایین مى‌آورند همانهایند که خدا دلهایشان را به تقوى آزموده است. آنها راست آمرزش و مزد بسیار.///مسلما کسانى که نزد پیامبر خدا صدایشان را فرو مى‌کشند همان‌ها هستند که خدا دل‌هایشان را براى پرهیزگارى خالص کرده است. آنان را آمرزش و پاداشى بزرگ است///کسانى که پیش پیامبر خدا صدایشان را فرو مى‌کشند همان کسانند که خدا دلهایشان را براى پرهیزگارى امتحان کرده است؛ آنان را آمرزش و پاداشى بزرگ است.///کسانى که نزد رسول خدا صدایشان را پایین مى‌آورند، آنان کسانى هستند که خداوند دل‌هایشان را براى [پذیرش] تقوا آزمایش [و آماده] کرده است و آمرزش و پاداشی بزرگ خواهند داشت.///آنان که نزد رسول خدا به صدای آرام و آهسته سخن گویند آنها هستند که در حقیقت خدا دلهایشان را برای تقوا آزموده. آنهایند که آمرزش و اجر عظیم دارند.///بی‌گمان کسانی که صداهایشان را نزد پیامبر خدا [آهسته و] پوشیده می‌دارند، اینانند که خداوند دلهایشان را برای تقوا پالوده است، ایشان را آمرزش و پاداشی بزرگ است‌///آنها که صدای خود را نزد رسول خدا کوتاه می‌کنند همان کسانی هستند که خداوند دلهایشان را برای تقوا خالص نموده، و برای آنان آمرزش و پاداش عظیمی است!///همانا آنان که فروکشند آوازهای خویش را نزد پیمبر خدا آنانند که بیازموده است خدا دلهای ایشان را برای پرهیزکاری ایشان را است آمرزشی و پاداشی بزرگ‌///بی‌گمان کسانی که نزد پیامبر خدا صدایشان را فرو می‌شکنند همان کسانند که خدا دل‌هایشان را برای پرهیزگاری آزموده (و) برایشان پوششی و پاداشی بزرگ است. quran_en_fa Those who shout out to thee from without the inner apartments - most of them lack understanding. یقینا کسانی که تو را از پشت اطاق‌ها صدا می‌کنند، بیشترشان معرفت و آگاهی [به حرمت و عظمت تو] ندارند.///یقینا کسانی که تو را از پشت اطاق‌ها صدا می‌کنند، بیشترشان معرفت و آگاهی [به حرمت و عظمت تو] ندارند.///آنهایى که از آن سوى حجره‌ها ندایت مى‌دهند بیشتر بى‌خردانند.///بى‌تردید کسانى که تو را از پشت اتاق‌ها صدا مى‌زنند، بیشترشان نمى‌اندیشند///کسانى که تو را از پشت اتاقها [ى مسکونى تو] به فریاد مى‌خوانند، بیشترشان نمى‌فهمند.///کسانى که از پشت اتاق‌ها [ى خانه‌ات] تو را با فریاد صدا مى‌زنند، بیشترشان نمی‌اندیشند. [که باید احترام تو را نگاه دارند.]///به حقیقت مردمی که تو را از پشت حجره‌هایت به صدای بلند می‌خوانند اکثر مردم بی عقل و شعوری هستند.///بی‌گمان کسانی که تو را از پشت در حجره‌ها صدا می‌زنند، بیشترشان نابخردانند///(ولی) کسانی که تو را از پشت حجره‌ها بلند صدا می‌زنند، بیشترشان نمی‌فهمند!///همانا آنان که خوانندت از پس غرفه‌ها بیشترشان خردمند نباشند///بی‌گمان کسانی که از پشت اطاق‌ها (یت) تو را صدا می‌زنند بیشترشان خردورزی نمی‌کنند. quran_en_fa If only they had patience until thou couldst come out to them, it would be best for them: but Allah is Oft-Forgiving, Most Merciful. و اگر آنان صبر می‌کردند تا به سویشان بیرون آیی، یقینا برای آنان بهتر بود، و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///و اگر آنان صبر می‌کردند تا به سویشان بیرون آیی، یقینا برای آنان بهتر بود، و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///اگر صبر مى‌کردند تا تو خود بیرون مى‌آمدى و نزد آنها مى‌رفتى برایشان بهتر مى‌بود، و خدا آمرزنده مهربان است.///و اگر آنها صبر مى‌کردند تا تو [خود] به سراغشان آیى برایشان بهتر بود، و خدا آمرزنده‌ى مهربان است///و اگر صبر کنند تا بر آنان درآیى، مسلما برایشان بهتر است و خدا آمرزنده و مهربان است.///و اگر صبر می‌کردند تا تو خود به نزد آنان بیرون آیى، قطعا برایشان بهتر بود و خداوند آمرزنده‌ی مهربان است.///و اگر آنها صبر می‌کردند تا وقتی که تو بر ایشان خارج شوی بسیار بر آنها بهتر بود و (باز هم اگر توبه کنند) خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///و اگر آنان صبر می‌کردند که تو بر ایشان بیرون آیی، بی‌شک بر ایشان بهتر بود، و خداوند آمرزگار مهربان است‌///اگر آنها صبر می‌کردند تا خود به سراغشان آیی، برای آنان بهتر بود؛ و خداوند آمرزنده و رحیم است!///و اگر ایشان صبر می‌کردند تا برون آئی برایشان هر آینه بهتر بود آنان را و خدا است آمرزگار مهربان‌///و اگر اینان همواره صبر کنند تا بر آنان درآیی، همانا برایشان بهتر است. و خدا پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa O ye who believe! If a wicked person comes to you with any news, ascertain the truth, lest ye harm people unwittingly, and afterwards become full of repentance for what ye have done. ای اهل ایمان! اگر فاسقی خبری برایتان آورد، خبرش را بررسی و تحقیق کنید تا مبادا از روی ناآگاهی، گروهی را آسیب و گزند رسانید و بر کرده خود پشیمان شوید.///ای اهل ایمان! اگر فاسقی خبری برایتان آورد، خبرش را بررسی و تحقیق کنید تا مبادا از روی ناآگاهی، گروهی را آسیب و گزند رسانید و بر کرده خود پشیمان شوید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، اگر فاسقى برایتان خبرى آورد تحقیق کنید، مباد از روى نادانى به مردمى آسیب برسانید، آنگاه از کارى که کرده‌اید پشیمان شوید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! اگر فاسقى برایتان خبرى آورد، نیک وارسى کنید تا مبادا به نادانى، گروهى را آسیب رسانید آن‌گاه بر آنچه کرده‌اید پشیمان شوید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، اگر فاسقى برایتان خبرى آورد، نیک وارسى کنید، مبادا به نادانى گروهى را آسیب برسانید و [بعد،] از آنچه کرده‌اید پشیمان شوید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! اگر فاسقى براى شما خبرى مهم آورد، درباره‌ی آن بررسی کنید، مبادا [از روى شتاب‌زدگى تصمیمی بگیرید و] ناآگاهانه به گروهى آسیب برسانید، سپس از کرده‌ى خود پشیمان شوید.///ای مؤمنان، هر گاه فاسقی خبری برای شما آورد تحقیق کنید، مبادا از روی نادانی به قومی رنجی رسانید و سخت از کار خود پشیمان گردید.///ای مؤمنان اگر فرد فاسقی خبری برایتان آورد، [در آن‌] بررسی کنید مبادا نادانسته به قومی زیان رسانید، آنگاه به خاطر کاری که کرده‌اید پشیمان شوید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد، درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید!///ای آنان که ایمان آوردید اگر بیاید شما را گنهکاری (فاسقی) به آگهی پس بازرسی کنید نبادا بکشید قومی را به نادانی پس بامداد کنید بر آنچه کردید پشیمانان‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! اگر فاسقی برایتان خبری آورد، پس نیک وارسی و آشکارگری کنید، مبادا به نادانی، گروهی را آسیب برسانید؛ پس از آنچه کرده‌اید پشیمان شوید. quran_en_fa And know that among you is Allah's Messenger: were he, in many matters, to follow your (wishes), ye would certainly fall into misfortune: But Allah has endeared the Faith to you, and has made it beautiful in your hearts, and He has made hateful to you Unbelief, wickedness, and rebellion: such indeed are those who walk in righteousness;- و بدانید که پیامبر خدا در میان شماست [و بر شما واجب است در همه امور از او پیروی کنید]، اگر او در بسیاری از کارها از شما پیروی کند، قطعا دچار گرفتاری و زحمت می‌شوید، ولی خدا ایمان را محبوب شما قرار داد و آن را در دل هایتان بیاراست، و کفر و بدکاری و نافرمانی را ناخوشایند شما ساخت، اینان [که دارای این ویژگی‌ها هستند] هدایت یافته‌اند.///و بدانید که پیامبر خدا در میان شماست [و بر شما واجب است در همه امور از او پیروی کنید]، اگر او در بسیاری از کارها از شما پیروی کند، قطعا دچار گرفتاری و زحمت می‌شوید، ولی خدا ایمان را محبوب شما قرار داد و آن را در دل هایتان بیاراست، و کفر و بدکاری و نافرمانی را ناخوشایند شما ساخت، اینان [که دارای این ویژگی‌ها هستند] هدایت یافته‌اند.///و بدانید که پیامبر خدا در میان شماست. اگر در بسیارى از امور از شما فرمان ببرد به رنج مى‌افتید. ولى خدا ایمان را محبوب شما ساخت و آن را در دلتان بیاراست و کفر و فسق و عصیان را در نظرتان مکروه گردانید. اینان خود راه‌یافتگانند.///و بدانید که رسول خدا در میان شماست. اگر در بسیارى از کارها از [رأى و میل‌] شما پیروى مى‌کرد، دچار هلاک و زحمت مى‌شدید، لیکن خدا ایمان را محبوب شما کرد و آن را در دل‌هاى شما آراست و انکار و نافرمانى و عصیان را منفور شما گردانید. آنها واقعا رشد یافتگانن///و بدانید که پیامبر خدا در میان شماست. اگر در بسیارى از کارها از [رأى و میل‌] شما پیروى کند، قطعا دچار زحمت مى‌شوید، لیکن خدا ایمان را براى شما دوست‌داشتنى گردانید و آن را در دلهاى شما بیاراست و کفر و پلیدکارى و سرکشى را در نظرتان ناخوشایند ساخت. آنان [که چنین‌اند] ره‌یافتگانند.///و بدانید که رسول خدا در میان شماست [و شما باید از او پیروى کنید.] اگر او در بسیارى از کارها پیرو شما باشد، قطعا به سختى و مشقت خواهید افتاد؛ ولى خدا ایمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دل‌هایتان آراسته است و کفر، بدکارى و نافرمانى را مورد تنفر شما قرار داده است. آنها [که داراى این ویژگى‌ها هستند،] همان رشدیافتگانند.///و بدانید رسول خدا در میان شماست، که اگر در بسیاری از امور رأی شما را پیروی کند خود به رنج و زحمت می‌افتید و لیکن خدا مقام ایمان را محبوب شما گردانید و در دلهاتان نیکو بیاراست و کفر و فسق و معصیت را زشت و منفور در نظرتان ساخت. اینان به حقیقت اهل صواب و هدایتند.///و بدانید که پیامبر خدا در میان شماست که اگر در بسیاری از امور از شما پیروی کند، به مشقت افتید، ولی خداوند ایمان را خوشایند شما قرار داد و آن را در دلهایتان آراست، و کفر و فسق و عصیان را برای شما ناخوشایند ساخت، اینانند که رهیافتگانند///و بدانید رسول خدا در میان شماست؛ هرگاه در بسیاری از کارها از شما اطاعت کند، به مشقت خواهید افتاد؛ ولی خداوند ایمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دلهایتان زینت بخشیده، و (به عکس) کفر و فسق و گناه را منفورتان قرار داده است؛ کسانی که دارای این صفاتند هدایت یافتگانند!///و بدانید که در شما است پیمبر خدا اگر سخن شما را شنود (اطاعت شما کند) در بسی از کارها هر آینه به رنج افتید و لیکن خدا دوست (خوش‌آیند) کرد نزد شما ایمان را و بیاراستش در دلهای شما و ناخوش‌آیند کرد نزد شما کفر و نافرمانی و سرکشی را آنانند راه‌یافتگان‌///و بدانید که پیامبر خدا در میان شماست. اگر در بسیاری از کارها از (رأی و میل) شما پیروی کند، به‌راستی دچار زحمت می‌شوید. لیکن خدا ایمان را برای شما دوست‌‌داشتنی گردانید و آن را در دل‌های شما بیاراست و کفر و پلیدکاری و سرکشی را در نظرتان بس ناخوشایند ساخت. هم ایشان [: ایمان‌آورندگان] رشدیافتگانند. quran_en_fa A Grace and Favour from Allah; and Allah is full of Knowledge and Wisdom. [این محبت و ناخوشایندی نسبت به حق و باطل] عطیه و نعمتی از سوی خداست؛ و خدا دانا و حکیم است.///[این محبت و ناخوشایندی نسبت به حق و باطل] عطیه و نعمتی از سوی خداست؛ و خدا دانا و حکیم است.///بخشش و نعمتى است از جانب خدا، و خدا دانا و حکیم است.///[و این‌] کرامت و نعمتى از جانب خداوند است و خدا داناى حکیم است/// [و این‌] بخششى از خدا و نعمتى [از اوست‌]، و خدا داناى سنجیده‌کار است.///[علاقه به ایمان و تنفر از کفر،] فضل و نعمتى بزرگ از سوی خداوند است و خداوند دانایی فرزانه است.///این مقام بر آنان به فضل خدا و نعمت الهی حاصل گردید و خدا (به احوال بندگان) دانا و (به صلاح نظام عالم) آگاه است.///بخشش و نعمتی از جانب خداوند است، و خداوند دانای فرزانه است‌///(و این برای شما بعنوان) فضل و نعمتی از سوی خداست؛ و خداوند دانا و حکیم است.!///فضلی است از خدا و نعمتی و خدا است دانای حکیم‌///حال آنکه بخششی از خدا و نعمتی است (از او که به شما داده). خدا بس دانای سنجیده‌کار است. quran_en_fa If two parties among the Believers fall into a quarrel, make ye peace between them: but if one of them transgresses beyond bounds against the other, then fight ye (all) against the one that transgresses until it complies with the command of Allah; but if it complies, then make peace between them with justice, and be fair: for Allah loves those who are fair (and just). و اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر بجنگند میان آنها صلح و آشتی برقرار کنید، و اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تجاوز کند، با آن گروهی که تجاوز می‌کند، بجنگید تا به حکم خدا باز گردد. پس اگر بازگشت، میانشان به عدالت و انصاف، صلح و آشتی برقرار کنید؛ و همواره دادگری را پیشه سازید که خدا دادگران را دوست دارد.///و اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر بجنگند میان آنها صلح و آشتی برقرار کنید، و اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تجاوز کند، با آن گروهی که تجاوز می‌کند، بجنگید تا به حکم خدا باز گردد. پس اگر بازگشت، میانشان به عدالت و انصاف، صلح و آشتی برقرار کنید؛ و همواره دادگری را پیشه سازید که خدا دادگران را دوست دارد.///و اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر به جنگ برخاستند، میانشان آشتى افکنید. و اگر یک گروه بر دیگرى تعدى کرد، با آن که تعدى کرده است بجنگید تا به فرمان خدا باز گردد. پس اگر بازگشت، میانشان صلحى عادلانه برقرار کنید و عدالت ورزید که خدا عادلان را دوست دارد.///و اگر دو طایفه از مؤمنان با هم جنگیدند، میان آن دو را اصلاح کنید و اگر یکى از آن دو بر دیگرى تعدى کرد، با آن که تعدى مى‌کند بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد. پس اگر بازگشت، میانشان به عدالت صلح دهید و عدل و انصاف روا دارید، که بى‌شک خداوند دادگران را دو///و اگر دو طایفه از مؤمنان با هم بجنگند، میان آن دو را اصلاح دهید، و اگر [باز] یکى از آن دو بر دیگرى تعدى کرد، با آن [طایفه‌اى‌] که تعدى مى‌کند بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد. پس اگر باز گشت، میان آنها را دادگرانه سازش دهید و عدالت کنید، که خدا دادگران را دوست مى‌دارد.///و اگر دو گروه از مؤمنان به نزاع و جنگ پرداختند، پس میان آنان صلح و آشتى برقرار کنید. سپس اگر یکى از دو گروه بر دیگرى تجاوز کرد، با متجاوز بجنگید تا به فرمان خداوند بازگردد. پس اگر متجاوز بازگشت، میان آن دو گروه به عدالت صلح برقرار کنید و عدالت ورزید که خداوند دادگران را دوست دارد.///و اگر دو طایفه از اهل ایمان با هم به قتال و دشمنی برخیزند البته شما مؤمنان بین آنها صلح برقرار دارید و اگر یک قوم بر دیگری ظلم کرد با آن طایفه ظالم قتال کنید تا به فرمان خدا باز آید، پس هر گاه به حکم حق برگشت با حفظ عدالت میان آنها را صلح دهید و همیشه (با هر دوست و دشمنی) عدالت کنید که خدا بسیار اهل عدل و داد را دوست می‌دارد.///و اگر دو طایفه از مؤمنان با هم در افتند، میان آنان سازش دهید، و اگر یکی از آنها بر دیگری تعدی کرد، پس با آنکه تعدی پیشه کرده است کارزار کنید، تا آنکه به سوی امر الهی باز آید، و اگر باز آمد، آنگاه میان آنان دادگرانه سازش دهید، و به داد بکوشید که خداوند دادگران را دوست دارد///و هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند، آنها را آشتی دهید؛ و اگر یکی از آن دو بر دیگری تجاوز کند، با گروه متجاوز پیکار کنید تا به فرمان خدا بازگردد؛ و هرگاه بازگشت (و زمینه صلح فراهم شد)، در میان آن دو به عدالت صلح برقرار سازید؛ و عدالت پیشه کنید که خداوند عدالت پیشگان را دوست می‌دارد.///و اگر دو گروه از مؤمنان کارزار کردند پس آشتی افکنید میان آنان و اگر ستم کرد یکیشان بر دیگری پس نبرد کنید با آن که ستمگر است تا برگردد بسوی فرمان خدا و اگر بازگشت پس آشتی افکنید میان آنان به داد و دادگری کنید که خدا دوست دارد دادگران را///و اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر کشتار کنند، پس میان آن دو را اصلاح کنید. پس اگر یکی از آنان بر دیگری تعدی کرد، شما با آن (گروهی) که تعدی می‌کند کشتار کنید تا به فرمان خدا بازگردد. پس اگر بازگشت، میان آنها را دادگرانه سازش دهید و تقسیمی شایسته کنید؛ خدا همواره دادگران را دوست می‌دارد. quran_en_fa The Believers are but a single Brotherhood: So make peace and reconciliation between your two (contending) brothers; and fear Allah, that ye may receive Mercy. جز این نیست که همه مؤمنان با هم برادرند؛ بنابراین [در همه نزاع‌ها و اختلافات] میان برادرانتان صلح و آشتی برقرار کنید، و از خدا پروا نمایید که مورد رحمت قرار گیرید.///جز این نیست که همه مؤمنان با هم برادرند؛ بنابراین [در همه نزاع‌ها و اختلافات] میان برادرانتان صلح و آشتی برقرار کنید، و از خدا پروا نمایید که مورد رحمت قرار گیرید.///هر آینه مؤمنان برادرانند. میان برادرانتان آشتى بیفکنید و از خدا بترسید، باشد که بر شما رحمت آرد.///جز این نیست که مؤمنان با یکدیگر برادرند، پس میان برادرانتان را اصلاح کنید و از خدا بترسید، امید که مورد رحمت قرار گیرید///در حقیقت مؤمنان با هم برادرند، پس میان برادرانتان را سازش دهید و از خدا پروا بدارید، امید که مورد رحمت قرار گیرید.///همانا مؤمنان با یکدیگر برادرند، پس میان برادران خود، صلح و آشتى برقرار کنید و از [نافرمانی] خدا پروا کنید تا مورد رحمت قرار گیرید.///به حقیقت مؤمنان همه برادر یکدیگرند پس همیشه بین برادران ایمانی خود صلح دهید و خداترس و پرهیزکار باشید، باشد که مورد لطف و رحمت الهی گردید.///همانا مؤمنان [مسلمانان‌] بردارند، پس بین برادرانتان آشتی برقرار سازید، و از خداوند پروا کنید، باشد که مشمول رحمت شوید///مؤمنان برادر یکدیگرند؛ پس دو برادر خود را صلح و آشتی دهید و تقوای الهی پیشه کنید، باشد که مشمول رحمت او شوید!///جز این نیست که مؤمنان برادرند پس آشتی افکنید میان برادران خویش و بترسید خدا را شاید رحم شوید///مؤمنان فقط با هم برادرند، پس میان برادرانتان را سازش دهید و از خدا پروا بدارید، شاید مورد رحمت قرار گیرید. quran_en_fa O ye who believe! Let not some men among you laugh at others: It may be that the (latter) are better than the (former): Nor let some women laugh at others: It may be that the (latter are better than the (former): Nor defame nor be sarcastic to each other, nor call each other by (offensive) nicknames: Ill-seeming is a name connoting wickedness, (to be used of one) after he has believed: And those who do not desist are (indeed) doing wrong. ای اهل ایمان! نباید گروهی گروه دیگر را مسخره کنند، شاید مسخره شده‌ها از مسخره کنندگان بهتر باشند، ونباید زنانی زنان دیگر را [مسخره کنند] شاید مسخره شده‌ها از مسخره کنندگان بهتر باشند، و از یکدیگر عیب جویی نکنید و با لقب‌های زشت و ناپسند یکدیگر را صدا نزنید؛ بد نشانه و علامتی است اینکه انسانی را پس از ایمان آوردنش به لقب زشت علامت گذاری کنند. و کسانی که [از این امور ناهنجار و زشت] توبه نکنند، خود ستمکارند.///ای اهل ایمان! نباید گروهی گروه دیگر را مسخره کنند، شاید مسخره شده‌ها از مسخره کنندگان بهتر باشند، ونباید زنانی زنان دیگر را [مسخره کنند] شاید مسخره شده‌ها از مسخره کنندگان بهتر باشند، و از یکدیگر عیب جویی نکنید و با لقب‌های زشت و ناپسند یکدیگر را صدا نزنید؛ بد نشانه و علامتی است اینکه انسانی را پس از ایمان آوردنش به لقب زشت علامت گذاری کنند. و کسانی که [از این امور ناهنجار و زشت] توبه نکنند، خود ستمکارند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، مباد که گروهى از مردان گروه دیگر را مسخره کند، شاید آن مسخره‌شدگان بهتر از آنها باشند. و مباد که گروهى از زنان گروه دیگر را مسخره کند، شاید آن مسخره‌شدگان بهتر از آنها باشند. و از هم عیبجویى مکنید و یکدیگر را به القاب زشت مخوانید. بد است عنوان فسق پس از ایمان‌آوردن. و کسانى که توبه نمى‌کنند خود ستمکارانند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! نباید قومى قوم دیگر را استهزا کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و نه زنانى زنان [دیگر] را، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و عیب یکدیگر را به رخ نکشید و همدیگر را به لقب‌هاى زشت مخوانید که بدنامى است نام کفر و فسوق پس ا///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، نباید قومى قوم دیگر را ریشخند کند، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و نباید زنانى زنان [دیگر] را [ریشخند کنند]، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و از یکدیگر عیب مگیرید، و به همدیگر لقبهاى زشت مدهید؛ چه ناپسندیده است نام زشت پس از ایمان. و هر که توبه نکرد آنان خود ستمکارند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! مبادا گروهى [از شما]، گروهى دیگر را مسخره کنند. چه بسا که مسخره‌شدگان بهتر از مسخره‌کنندگان باشند و زنان نیز، زنان دیگر را مسخره نکنند، شاید که آنان بهتر از اینان باشند و از یکدیگر عیب‌جویى نکنید و یکدیگر را با لقب‌هاى بد و ناپسند نخوانید. [زیرا] این که انسانى را پس از ایمان آوردنش به لقب زشت نشان کنند، بد رسمى است و کسانی که [از این اعمال] توبه نکنند، پس آنان همان ستمگرانند.///ای اهل ایمان، مؤمنان هرگز نباید قومی قوم دیگر را مسخره و استهزا کنند، شاید آن قوم که مسخره می‌کنند از خود آنان بهتر باشند. و نیز بین زنان با ایمان قومی دیگری را سخریه نکنند که بسا آن قوم از خود آن زنان بهتر باشند، و هرگز عیبجویی (از همدینان) خود مکنید و به نام و لقب‌های زشت یکدیگر را مخوانید که پس از ایمان به خدا نام فسق (بر مؤمن نهادن) بسیار زشت است و هر که توبه نکند چنین کسان بسیار ظالم و ستمکارند.///ای مؤمنان نباید که قومی، قوم دیگر را به ریشخند بگیرد، چه بسا اینان از آنان بهتر باشند، و نیز نباید زنانی زنان دیگر را [ریشخند کنند] چه بسا اینان از آنان بهتر باشند، و در میان خویش عیب‌جویی مکنید، و یکدیگر را به لقبهای بد مخوانید پس از ایمان، پرداختن به فسق، بد رسمی است، و هر کس [از این کار] بازنگردد، اینانند که ستمگرانند///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند؛ و نه زنانی زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند؛ و یکدیگر را مورد طعن و عیبجویی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید، بسیار بد است که بر کسی پس از ایمان نام کفرآمیز بگذارید؛ و آنها که توبه نکنند، ظالم و ستمگرند!///ای آنان که ایمان آوردید مسخره نکنند گروهی از گروهی شاید باشند بهتر از ایشان و نه زنانی از زنانی شاید باشند بهتر از ایشان و نکوهش نکنید خویشتن را و سرزنش نکنید همدیگر را به لقبها بد نامی است سرکشی پس از ایمان و آنکه توبه نکرد پس آنانند ستمگران‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! نباید گروهی (از مردان) گروه دیگر را مسخره کنند؛ شاید آنها از این‌ها بهتر باشند. و نه زنانی، زنانی (دیگر) را (مسخره کنند) شاید آنان از اینان بهتر باشند. و از خودهاتان عیب‌جویی مکنید و به همدیگر لقب‌های زشت ندهید؛ چه ناپسندیده است نام زشت پس از ایمان. پس هر کس توبه نکند آنان خودشان ستمکارانند. quran_en_fa O ye who believe! Avoid suspicion as much (as possible): for suspicion in some cases is a sin: And spy not on each other behind their backs. Would any of you like to eat the flesh of his dead brother? Nay, ye would abhor it... But fear Allah: For Allah is Oft-Returning, Most Merciful. ای اهل ایمان! از بسیاری از گمان‌ها [در حق مردم] بپرهیزید؛ زیرا برخی از گمان‌ها گناه است، و [در اموری که مردم پنهان ماندنش را خواهانند] تفحص و پی جویی نکنید، و از یکدیگر غیبت ننمایید، آیا یکی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده‌اش را بخورد؟ بی تردید [از این کار] نفرت دارید، و از خدا پروا کنید که خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است.///ای اهل ایمان! از بسیاری از گمان‌ها [در حق مردم] بپرهیزید؛ زیرا برخی از گمان‌ها گناه است، و [در اموری که مردم پنهان ماندنش را خواهانند] تفحص و پی جویی نکنید، و از یکدیگر غیبت ننمایید، آیا یکی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده‌اش را بخورد؟ بی تردید [از این کار] نفرت دارید، و از خدا پروا کنید که خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از گمان فراوان بپرهیزید. زیرا پاره‌اى از گمانها در حد گناه است. و در کارهاى پنهانى یکدیگر جست و جو مکنید. و از یکدیگر غیبت مکنید. آیا هیچ یک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ پس آن را ناخوش خواهید داشت. و از خدا بترسید، زیرا خدا توبه‌پذیر و مهربان است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از بسیارى گمان‌ها بپرهیزید، چرا که پاره‌اى از گمان‌ها گناه است، و [در کار دیگران‌] تجسس نکنید و کسى از شما غیبت دیگرى نکند آیا کسى از شما دوست دارد گوشت برادر مرده‌اش را بخورد؟ [بى‌شک همه شما] از آن کراهت دارید، [غیبت نی///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از بسیارى از گمانها بپرهیزید که پاره‌اى از گمانها گناه است، و جاسوسى مکنید، و بعضى از شما غیبت بعضى نکند؛ آیا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده‌اش را بخورد؟ از آن کراهت دارید. [پس‌] از خدا بترسید، که خدا توبه‌پذیر مهربان است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از بسیارى گمان‌ها دورى کنید، زیرا برخى گمان‌ها گناه است و [در کار دیگران] تجسس و کنجکاوى نکنید و از یکدیگر غیبت نکنید. آیا هیچ یک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده‌ی خود را بخورد؟ [هرگز!] بلکه آن را ناپسند مى‌دانید و از [نافرمانی] خدا پروا کنید. همانا خداوند بسیار توبه‌پذیر و مهربان است.///ای اهل ایمان، از بسیار پندارها در حق یکدیگر اجتناب کنید که برخی ظن و پندارها معصیت است و نیز هرگز (از حال درونی هم) تجسس مکنید و غیبت یکدیگر روا مدارید، هیچ یک از شما آیا دوست می‌دارد که گوشت برادر مرده خود را خورد؟ البته کراهت و نفرت از آن دارید (پس بدانید که مثل غیبت مؤمن به حقیقت همین است) و از خدا پروا کنید، که خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است.///ای مؤمنان از بسیاری از گمانها پرهیز کنید، چرا که بعضی از گمانها گناه است، و [در کار دیگران‌] تجسس مکنید، و بعضی از شما از بعضی دیگر غیبت نکند، آیا هیچ کدام از شما خوش دارد که گوشت برادر مرده‌اش را بخورد، که از آن تنفر دارید، و از خداوند پروا کنید که بی‌گمان خداوند توبه‌پذیر مهربان است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمانها گناه است؛ و هرگز (در کار دیگران) تجسس نکنید؛ و هیچ یک از شما دیگری را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به یقین) همه شما از این امر کراهت دارید؛ تقوای الهی پیشه کنید که خداوند توبه‌پذیر و مهربان است!///ای آنان که ایمان آوردید دوری گزینید از بسی گمانها چه پاره‌ای از گمانها گناه است و کاوش در کار مردم نکنید و زشت نستایند پشت سر برخی از شما برخی آیا دوست دارد یکی از شما که خورد گوشت برادر خویش را مرده همانا ناخوش داشتیدش و بترسید خدا را که خدا است فزون توبه پذیرنده مهربان‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! از بسیاری گمان‌ها بپرهیزید که پاره‌ای از گمان‌ها بدفرجام است. و تجسس مکنید (و) بعضی از شما از بعضی دیگر غیبت نکند. آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر (مؤمن) مرده‌اش را بخورد؟ پس از آن بسی بدتان می‌آید و خدای را پروا بدارید. خدا بی‌گمان بسی برگشت‌‌کننده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa O mankind! We created you from a single (pair) of a male and a female, and made you into nations and tribes, that ye may know each other (not that ye may despise (each other). Verily the most honoured of you in the sight of Allah is (he who is) the most righteous of you. And Allah has full knowledge and is well acquainted (with all things). ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و ملت‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. بی تردید گرامی‌ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست. یقینا خدا دانا و آگاه است.///ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و ملت‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. بی تردید گرامی‌ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست. یقینا خدا دانا و آگاه است.///اى مردم، ما شما را از نرى و ماده‌اى بیافریدیم. و شما را جماعتها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را بشناسید. هر آینه گرامى‌ترین شما نزد خدا، پرهیزگارترین شماست. خدا دانا و کاردان است.///اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم، و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید [و اینها ملاک امتیاز نیست‌]، قطعا ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. بى‌تردید خداوند داناى آگاه است///اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفریدیم، و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایى متقابل حاصل کنید. در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. بى‌تردید، خداوند داناى آگاه است.///اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم، تا یکدیگر را بشناسید. همانا گرامى‌ترین شما نزد خدا، باتقواترین شماست. خداوند داناى آگاه است.///ای مردم، ما همه شما را نخست از مرد و زنی آفریدیم و آن گاه شعبه‌های بسیار و فرق مختلف گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید، همانا بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شمایند، همانا خدا کاملا دانا و آگاه است.///هان ای مردم همانا ما شما را از یک مرد و یک زن آفریده‌ایم و شما را به هیئت اقوام و قبایلی در آورده‌ایم تا با یکدیگر انس و آشنایی یابید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما در نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، که خداوند دانای آگاه است‌///ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است!///ای مردم همانا ما آفریدیمتان از نری و ماده و گردانیدیم شما را شاخه‌هائی و تیره‌هائی تا شناسا شوید همانا گرامیترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شما است همانا خدا است دانای آگاه‌///هان ای مردمان! ما شما را به‌راستی از مرد و زنی آفریدیم و شما را ملت‌هایی و قبیله‌هایی گردانیدیم تا یکدیگر را (متقابل) شناسایی کنید. همواره ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. همانا به‌راستی خدا بسیار دانای بس آگاه است. quran_en_fa The desert Arabs say, "We believe." Say, "Ye have no faith; but ye (only) say, 'We have submitted our wills to Allah,' For not yet has Faith entered your hearts. But if ye obey Allah and His Messenger, He will not belittle aught of your deeds: for Allah is Oft-Forgiving, Most Merciful." بادیه نشینان گفتند: ما [از عمق قلب] ایمان آوردیم. بگو: ایمان نیاورده‌اید، بلکه بگویید: اسلام آورده‌ایم؛ زیرا هنوز ایمان در دل هایتان وارد نشده است. و اگر خدا و پیامبرش را اطاعت کنید، چیزی از اعمالتان را نمی‌کاهد؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///بادیه نشینان گفتند: ما [از عمق قلب] ایمان آوردیم. بگو: ایمان نیاورده‌اید، بلکه بگویید: اسلام آورده‌ایم؛ زیرا هنوز ایمان در دل هایتان وارد نشده است. و اگر خدا و پیامبرش را اطاعت کنید، چیزی از اعمالتان را نمی‌کاهد؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///اعراب بادیه‌نشین گفتند: ایمان آوردیم. بگو: ایمان نیاورده‌اید، بگویید که تسلیم شده‌ایم، و هنوز ایمان در دلهایتان داخل نشده است. و اگر خدا و پیامبرش را اطاعت کنید از ثواب اعمال شما کاسته نمى‌شود، زیرا خدا آمرزنده و مهربان است.///بادیه‌نشینان گفتند: ایمان آوردیم. بگو: ایمان نیاورده‌اید، ولى [بهتر است‌] بگویید: اسلام آورده‌ایم، و ایمان هنوز به دل‌هاى شما راه نیافته است، و اگر خدا و پیامبر او را فرمان ببرید، چیزى از [پاداش‌] کارهاى شما را نمى‌کاهد. همانا خدا آمرزنده‌ى مهربان اس/// [برخى از] بادیه‌نشینان گفتند: «ایمان آوردیم.» بگو: «ایمان نیاورده‌اید، لیکن بگویید: اسلام آوردیم. و هنوز در دلهاى شما ایمان داخل نشده است. و اگر خدا و پیامبر او را فرمان برید از [ارزش‌] کرده‌هایتان چیزى کم نمى‌کند. خدا آمرزنده مهربان است.»///آن اعراب بادیه‌نشین گفتند: «ما ایمان آورده‌ایم.» به آنان بگو: شما هنوز ایمان نیاورده‌اید، بلکه بگویید: اسلام آورده‌ایم، زیرا هنوز ایمان در دل‌هاى شما وارد نشده است و اگر خدا و رسولش را اطاعت کنید، خداوند ذره‌اى از اعمال شما کم نمى‌کند. خداوند آمرزنده‌ی مهربان است.»///اعراب (بر تو منت گذارده و) گفتند: ما (بی جنگ و نزاع) ایمان آوردیم، بگو: شما که ایمانتان (از زبان) به قلب وارد نشده به حقیقت هنوز ایمان نیاورده‌اید لیکن بگویید ما اسلام آوردیم (و از خوف جان به ناچار تسلیم شدیم)، و اگر خدا و رسول وی را اطاعت کنید او از (اجر) اعمال شما هیچ نخواهد کاست (و از گناه گذشته می‌گذرد) که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///اعرابیان گفتند ایمان آورده‌ایم بگو هنوز ایمان [حقیقی‌] نیاورده‌اید، بهتر است بگویید اسلام آورده‌ایم چرا که هنوز ایمان به [ژرفنای‌] دلهایتان راه نیافته است، و اگر از خداوند و پیامبر او اطاعت کنید، چیزی از [پاداش‌] اعمال شما نمی‌کاهد، بی‌گمان خداوند آمرزگار مهربان است‌///عربهای بادیه‌نشین گفتند: «ایمان آورده‌ایم» بگو: «شما ایمان نیاورده‌اید، ولی بگویید اسلام آورده‌ایم، اما هنوز ایمان وارد قلب شما نشده است! و اگر از خدا و رسولش اطاعت کنید، چیزی از پاداش کارهای شما را فروگذار نمی‌کند، خداوند، آمرزنده مهربان است.»///گفتند دشت‌نشینان ایمان آوردیم بگو ایمان نیاوردید و لیکن گوئید اسلام آوردیم و هنوز درنیامد (درون نشد) ایمان به دلهای شما و اگر فرمان برید خدا و پیمبرش را نکاهد شما را از کارهای شما چیزی همانا خدا است آمرزنده مهربان‌///بادیه‌نشینان گفتند: «ایمان آوردیم‌.» بگو: «ایمان نیاوردید. لیکن بگویید اسلام آوردیم. ‌» و هنوز در دل‌هایتان ایمان داخل نشده است و اگر خدا و پیامبر او را فرمان برید، او از (ارزش) کرده‌هایتان چیزی کم نمی‌کند. همواره خدا بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa Only those are Believers who have believed in Allah and His Messenger, and have never since doubted, but have striven with their belongings and their persons in the Cause of Allah: Such are the sincere ones. مؤمنان فقط کسانی اند که به خدا و پیامبرش ایمان آورده‌اند، آن گاه [در حقانیت آنچه به آن ایمان آورده‌اند] شک ننموده و با اموال و جان هایشان در راه خدا جهاد کرده‌اند؛ اینان [در گفتار و کردار] اهل صدق و راستی اند.///مؤمنان فقط کسانی اند که به خدا و پیامبرش ایمان آورده‌اند، آن گاه [در حقانیت آنچه به آن ایمان آورده‌اند] شک ننموده و با اموال و جان هایشان در راه خدا جهاد کرده‌اند؛ اینان [در گفتار و کردار] اهل صدق و راستی اند.///مؤمنان کسانى هستند که به خدا و پیامبر او ایمان آورده‌اند و دیگر شک نکرده‌اند، و با مال و جان خویش در راه خدا جهاد کرده‌اند. اینان راستگویانند.///مؤمنان [واقعى‌] تنها کسانى‌اند که به خدا و رسول او ایمان آوردند و هیچ‌گاه شک ننمودند و با مال و جانشان در راه خدا جهاد کردند، تنها آنان صادقند///در حقیقت، مؤمنان کسانى‌اند که به خدا و پیامبر او گرویده و [دیگر] شک نیاورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد کرده‌اند؛ اینانند که راستکردارند.///مؤمنان، تنها کسانى هستند که به خدا و فرستاده‌اش ایمان آوردند، سپس دچار تردید نشدند و با اموال و جان‌هاى خود در راه خدا جهاد کردند. اینانند که [در ادعاى ایمان] راستگویند.///منحصرا مؤمنان واقعی آن کسانند که به خدا و رسول او ایمان آوردند و بعدا هیچ گاه شک و ریبی به دل راه ندادند و در راه خدا به مال و جانشان جهاد کردند. اینان به حقیقت راستگو هستند.///همانا مؤمنان کسانی هستند که به خداوند و پیامبر او ایمان آورده‌اند، سپس شک و شبهه نیاورده‌اند، و در راه خدا به مال و جانشان جهاد کرده‌اند، اینانند که راستگویانند///مؤمنان واقعی تنها کسانی هستند که به خدا و رسولش ایمان آورده‌اند، سپس هرگز شک و تردیدی به خود راه نداده و با اموال و جانهای خود در راه خدا جهاد کرده‌اند؛ آنها راستگویانند.///جز این نیست که مؤمنان آنانند که ایمان آوردند به خدا و پیمبرش و سپس شک نیاوردند و کوشیدند (جهاد کردند) به خواسته‌ها و جانهای خویش در راه خدا آنانند راستگویان‌///مؤمنان، تنها کسانی‌اند که به خدا و پیامبرش گرویده، سپس شک نیاورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد کردند. ایشان، (هم) اینان راستانند. quran_en_fa Say: "What! Will ye instruct Allah about your religion? But Allah knows all that is in the heavens and on earth: He has full knowledge of all things. بگو: آیا خدا را از دین خود [به خیال اینکه آگاه نیست] خبر می‌دهید [که از عمق قلب ایمان آورده‌اید؟!] در حالی که خدا آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است می‌داند، و خدا به همه چیز داناست.///بگو: آیا خدا را از دین خود [به خیال اینکه آگاه نیست] خبر می‌دهید [که از عمق قلب ایمان آورده‌اید؟!] در حالی که خدا آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است می‌داند، و خدا به همه چیز داناست.///بگو: آیا مى‌خواهید خدا را از دیندارى خویش آگاه کنید؟ حال آنکه خدا از هر چه در آسمانها و هر چه در زمین است آگاه است و او به هر چیزى عالم است.///بگو: آیا خدا را از دیندارى خود باخبر مى‌سازید؟ در صورتى که خدا آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است مى‌داند، و خدا از همه چیز آگاه است///بگو: «آیا خدا را از دین‌ [دارى‌] خود خبر مى‌دهید؟ و حال آنکه خدا آنچه را که در زمین است مى‌داند، و خدا به همه چیز داناست.///بگو: «آیا شما خدا را از ایمان خود آگاه مى‌کنید؟ در حالى که خداوند آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است، مى‌داند و خداوند به هر چیزى داناست.»///بگو: آیا شما می‌خواهید خدا را به دین خود آگاه سازید (که اظهار دیانت می‌کنید)؟ و حال آنکه خدا آنچه در آسمانها و زمین است همه را می‌داند و به کلیه امور عالم داناست.///بگو آیا دینتان را به خداوند می‌شناسانید؟ حال آنکه خداوند آنچه در آسمانهاست و آنچه در زمین است، می‌داند، و خداوند به همه چیز داناست‌///بگو: «آیا خدا را از ایمان خود با خبر می‌سازید؟! او تمام آنچه را در آسمانها و زمین است می‌داند؛ و خداوند از همه چیز آگاه است!»///بگو آیا می‌آموزید به خدا دین خویش را و خدا داند آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و خدا است به همه چیز دانا///بگو: «آیا خدا را به دین خود آگاهی می‌دهید؟ و حال آنکه خدا آنچه را که در آسمان‌ها و در زمین است می‌داند. و خدا به هر چیزی بسیار داناست.» quran_en_fa They impress on thee as a favour that they have embraced Islam. Say, "Count not your Islam as a favour upon me: Nay, Allah has conferred a favour upon you that He has guided you to the faith, if ye be true and sincere. از اینکه اسلام آورده‌اند بر تو منت می‌گذارند؛ بگو: اگر [در ادعای مؤمن بودن] راستگویید، بر من از اسلام آوردن خود منت نگذارید، بلکه خداست که با هدایت شما به ایمان بر شما منت دارد.///از اینکه اسلام آورده‌اند بر تو منت می‌گذارند؛ بگو: اگر [در ادعای مؤمن بودن] راستگویید، بر من از اسلام آوردن خود منت نگذارید، بلکه خداست که با هدایت شما به ایمان بر شما منت دارد.///از اینکه اسلام آورده‌اند بر تو منت مى‌گذارند. بگو: به خاطر اسلامتان بر من منت مگذارید، بلکه خدا بدان سبب که شما را به ایمان راه نموده است بر شما منت مى‌نهد، اگر راست مى‌گویید.///بر تو منت مى‌نهند که اسلام آورده‌اند. بگو: به اسلام خویش بر من منت منهید، بلکه این خداست که بر شما منت مى‌نهد که شما را به ایمان هدایت کرده است، اگر [در مدعاى خود] صادقید///از اینکه اسلام آورده‌اند بر تو منت مى‌نهند؛ بگو: «بر من از اسلام‌آوردنتان منت مگذارید، بلکه [این‌] خداست که با هدایت‌کردن شما به ایمان، بر شما منت مى‌گذارد، اگر راستگو باشید.///آنان بر تو منت مى‌گذارند که اسلام آورده‌اند. بگو: «اگر راست مى‌گویید، براى اسلام آوردنتان بر من منت نگذارید؛ بلکه این خداوند است که بر شما منت دارد که شما را به سوى ایمان هدایت کرده است،///آنها بر تو به مسلمان شدن منت می‌گذارند، بگو: شما به اسلام خود بر من منت منهید بلکه اگر راست می‌گویید (و ایمان حقیقی دارید) خدا بر شما منت دارد که شما را به سوی ایمان هدایت فرموده است.///بر تو منت می‌نهند که اسلام آورده‌اند، بگو اسلام آوردنتان را بر من منت منهید، بلکه خداوند است که اگر راست می‌گویید، بر شما منت می‌نهد که شما را به [راه‌] ایمان هدایت کرده است‌///آنها بر تو منت می‌نهند که اسلام آورده‌اند؛ بگو: «اسلام آوردن خود را بر من منت نگذارید، بلکه خداوند بر شما منت می‌نهد که شما را به سوی ایمان هدایت کرده است، اگر (در ادعای ایمان) راستگو هستید!///منت نهند بر تو که اسلام آوردند بگو منت نگذارید بر من اسلام خویش را بلکه خدا منت نهد بر شما که رهبریتان کرد بسوی ایمان اگر هستید راستگویان‌///(اینان) از اینکه اسلام آورده‌اند بر تو منت می‌نهند. بگو: «بر من از اسلام آوردنتان منت مگذارید؛ بلکه خدا با هدایت کردنتان برای ایمان، بر شما منت می‌نهد، اگر (از) راستان بوده‌اید.» quran_en_fa "Verily Allah knows the secrets of the heavens and the earth: and Allah Sees well all that ye do." یقینا خدا نهان آسمان‌ها و زمین را می‌داند و خدا به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///یقینا خدا نهان آسمان‌ها و زمین را می‌داند و خدا به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///هر آینه خدا نهان آسمانها و زمین را مى‌داند و به هر کارى که مى‌کنید بیناست.///همانا خدا غیب آسمان‌ها و زمین را مى‌داند، و خداوند به آنچه مى‌کنید بیناست///خداست که نهفته آسمانها و زمین را مى‌داند و خدا [ست که‌] به آنچه مى‌کنید بیناست.»///خداوند، نهان آسمان‌ها و زمین را مى‌داند و خداوند به آنچه مى‌کنید، بیناست.»///خدا اسرار غیب آسمانها و زمین را می‌داند و به آنچه شما بندگان می‌کنید بیناست.///بی‌گمان خداوند نهانیهای آسمان و زمین را می‌داند و خداوند به آنچه می‌کنید بیناست‌///خداوند غیبت آسمانها و زمین را می‌داند و نسبت به آنچه انجام می‌دهید بیناست!»///همانا خدا داند ناپیدای آسمانها و زمین را و خدا بینا است بدانچه می‌کنید///«همواره (این) خداست که نهفته‌ی آسمان‌ها و زمین را می‌داند و خدا (ست که) به آنچه می‌کنید بیناست.» quran_en_fa Qaf: By the Glorious Qur'an (Thou art Allah's Messenger). ق، سوگند به قرآن مجید [که محمد، فرستاده ماست و وقوع قیامت حق است.]///ق، سوگند به قرآن مجید [که محمد، فرستاده ماست و وقوع قیامت حق است.]///قاف. قسم به این قرآن ارجمند///قاف. سوگند به قرآن مجید [که این پیامبر، راستگو و رستاخیز حق است‌]///قاف، سوگند به قرآن باشکوه،///قاف. سوگند به قرآن باشکوه [که پیامبری تو و برپایی قیامت حق است].///ق (قسم به قدس و قدرت و) قسم به قرآن با مجد و عظمت.///ق [قاف‌]، سوگند به قرآن مجید///ق، سوگند به قرآن مجید (که قیامت و رستاخیز حق است)!///ق سوگند به قرآن گرامی‌///ق. سوگند به قرآن باشکوه (و) جلالت و وسعت جهانگیرش، quran_en_fa But they wonder that there has come to them a Warner from among themselves. So the Unbelievers say: "This is a wonderful thing! [کفر پیشگان نه تنها ایمان نیاوردند] بلکه از اینکه بیم دهنده‌ای از خودشان به سوی آنان آمد تعجب کردند و در نتیجه کافران گفتند: این چیزی عجیب است.///[کفر پیشگان نه تنها ایمان نیاوردند] بلکه از اینکه بیم دهنده‌ای از خودشان به سوی آنان آمد تعجب کردند و در نتیجه کافران گفتند: این چیزی عجیب است.///که در شگفت شدند از اینکه از میان خودشان بیم‌دهنده‌اى سویشان آمد و کافران گفتند: این چیزى عجیب است،///بلکه از این که هشدار دهنده‌اى از خودشان به سوى آنها آمد تعجب کردند و کافران گفتند: این چیز عجیبى است/// [که آنان نگرویدند،] بلکه از اینکه هشداردهنده‌اى از خودشان برایشان آمد، در شگفت شدند و کافران گفتند: «این [محمد و حکایت معاد] چیزى عجیب است»///[آنان ایمان نیاوردند،] بلکه از آمدن پیامبرى هشداردهنده از میان خودشان در شگفت شدند. پس کافران گفتند: «این [سخنان که از قیامت خبر مى‌دهد،] چیز عجیبى است!///(که منکران ایمان نیاوردند) بلکه از آمدن رسولی از خودشان که آنها را هشدار و اندرز دهد به شگفت آمده و کفار (نادان) گفتند: این (دعوی رسالت و خبر از قیامت) بسیار چیز عجیبی است.///حق این است که [کافران‌] از اینکه از میان خودشان هشداردهنده‌ای به سراغ آنان آمده است، شگفت‌زده شده‌اند، و کافران گویند این چیزی گفت‌آور است‌///آنها تعجب کردند که پیامبری انذارگر از میان خودشان آمده؛ و کافران گفتند: «این چیز عجیبی است!///بلکه شگفت ماندند که بیامدشان بیم‌دهنده‌ای از ایشان و گفتند کافران این است چیزی شگفت‌///(که آنان نگرویدند) بلکه از اینکه هشداردهنده‌ای از خودشان برایشان آمد در شگفت شدند. پس کافران گفتند: «این (محمد و حکایت معاد) چیزی عجیب است.» quran_en_fa "What! When we die and become dust, (shall we live again?) That is a (sort of) return far (from our understanding)." آیا هنگامی که مردیم و خاک شدیم [زنده می‌شویم و به حیات دوباره باز می‌گردیم؟] این بازگشتی دور [از عقل] است.///آیا هنگامی که مردیم و خاک شدیم [زنده می‌شویم و به حیات دوباره باز می‌گردیم؟] این بازگشتی دور [از عقل] است.///آیا زمانى که مردیم و خاک شدیم دیگر بار زنده مى‌شویم؟ این بازگشتى محال است.///آیا وقتى که مردیم و خاک شدیم [زنده مى‌شویم‌]؟ این بازگشتى بعید است/// «آیا چون مردیم و خاک شدیم [زنده مى‌شویم‌]؟ این بازگشتى بعید است.»///آیا هنگامى که مردیم و خاک شدیم، [دوباره زنده مى‌شویم؟] این بازگشتى دور [از باور] است.»///آیا ما پس از آنکه مردیم و یکسره خاک شدیم (باز زنده می‌شویم)؟ این بازگشت بسیار بعید است.///آیا چون مردیم و خاک شدیم [از نو زنده شویم؟]، این بازگشتی بعید است‌///آیا هنگامی که مردیم و خاک شدیم (دوباره به زندگی بازمی‌گردیم)؟! این بازگشتی بعید است!»///آیا گاهی که مردیم و شدیم خاکی این است بازگشتی دور///«آیا چون مردیم و خاک شدیم (از نو زنده می‌شویم)؟ این بازگشتی بعید (و دور از عقل و منطق) است!» quran_en_fa We already know how much of them the earth takes away: With Us is a record guarding (the full account). بی تردید ما آنچه را که زمین از اجسادشان می‌کاهد، می‌دانیم و نزد ما کتابی ضبط کننده [همه امور چون لوح محفوظ] است.///بی تردید ما آنچه را که زمین از اجسادشان می‌کاهد، می‌دانیم و نزد ما کتابی ضبط کننده [همه امور چون لوح محفوظ] است.///ما مى‌دانیم که خاک چگونه از آنها خواهد کاست. و کتابى که همه چیز در آن نگهدارى شده، نزد ماست.///قطعا ما مى‌دانیم که زمین از اجسادشان چه مى‌کاهد، و پیش ما کتابى است که [همه چیز در آن‌] محفوظ است///قطعا دانسته‌ایم که زمین [چه مقدار] از اجسادشان فرو مى‌کاهد. و پیش ما کتاب ضبطکننده‌اى است.///بی‌شک هر چه را زمین از [اجساد] آنان مى‌کاهد، مى‌دانیم و نزد ما کتابى است که [همه چیز را در خود] نگاه می‌دارد.///(تعجب نکنند که) ما به آنچه زمین از آنها بکاهد کاملا آگاهیم و کتابی نگاهدارنده (لوح محفوظ که مشتمل بر همه حقایق عالم است) نزد ماست.///به راستی می‌دانیم که زمین از ایشان چه می‌کاهد، و نزد ما کتابی است محفوظ///ولی ما می‌دانیم آنچه را زمین از بدن آنها می‌کاهد؛ و نزد ما کتابی است که همه چیز در آن محفوظ است!///هر آینه دانستیم آنچه را می‌کاهد زمین از ایشان و نزد ما است کتابی نگهبان‌///(ما) همانا دانسته‌ایم آنچه را که زمین از (کیفیت) اجسادشان فرو می‌کاهد. و پیش ما کتابی [: نوشته‌ای] نگهبان است. quran_en_fa But they deny the Truth when it comes to them: so they are in a confused state. [اینان نه اینکه زنده شدن پس از مرگ را باور نکردند] بلکه حق را هم هنگامی که به سویشان آمد، تکذیب کردند پس در حالتی آشفته و سردرگم اند.///[اینان نه اینکه زنده شدن پس از مرگ را باور نکردند] بلکه حق را هم هنگامی که به سویشان آمد، تکذیب کردند پس در حالتی آشفته و سردرگم اند.///آرى، ایشان سخن راستى را که بر آنها آمده بود دروغ شمردند. پس در کارى شوریده افتادند.///[نه،] بلکه حقیقت را وقتى برایشان آمد دروغ خواندند، پس آنها در وضعى سر در گم قرار دارند/// [نه،] بلکه حقیقت را، وقتى برایشان آمد، دروغ خواندند، و آنها در کارى سردرگم [مانده‌] اند.///بلکه سخن حق را چون به سراغشان آمد، تکذیب کردند، پس در کاری سردرگم و آشفته‌اند.///بلکه کافران چون (رسول) حق آمد او را تکذیب کردند و (در کار بزرگ رسالت و قرآن با عظمت) در حالی مضطرب و سرگردان ماندند (گاهی از جهل، افسانه پیشینیان شمردند و گاهی سحر و شعر پنداشتند).///حق این است که [دین و پیامبر] حق را چون فراز آمدشان دروغ شمردند، و ایشان در کاری سردرگمند///آنها حق را هنگامی که به سراغشان آمد تکذیب کردند؛ از این رو پیوسته در کار پراکنده خود متحیرند!///بلکه تکذیب کردند به حق گاهی که بیامدشان پس آنانند در کاری آشفته‌///بلکه با حق هنگامی که برایشان آمده (همو را) تکذیب کردند. پس آنها در ژرفای کاری در هم و سر در گم (مانده) اند. quran_en_fa Do they not look at the sky above them?- How We have made it and adorned it, and there are no flaws in it? آیا با تأمل به آسمان بالای سرشان ننگریستند که چگونه آن را بنا کرده و بیاراستیم و آن را هیچ شکاف [و ناموزونی] نیست؟///آیا با تأمل به آسمان بالای سرشان ننگریستند که چگونه آن را بنا کرده و بیاراستیم و آن را هیچ شکاف [و ناموزونی] نیست؟///آیا به این آسمان بر فراز سرشان نظر نمى‌کنند که چگونه آن را بنا کرده‌ایم و آراسته‌ایم و هیچ شکافى در آن نیست؟///آیا به آسمان بالاى سرشان نظر نکرده‌اند که آن را چگونه بنا کرده و [با ستارگان‌] زینتش داده‌ایم که هیچ گونه خلل و شکافى در آن نیست///مگر به آسمان بالاى سرشان ننگریسته‌اند که چگونه آن را ساخته و زینتش داده‌ایم و براى آن هیچ گونه شکافتگى نیست.///پس آیا به آسمان بالاى سرشان نگاه نکرده‌اند که چگونه آن را ساختیم و آراستیم و آن را هیچ شکاف و خللى نیست؟///پس مگر (منکران حق) آسمان را فراز خود نمی‌نگرند که ما چگونه بنای محکم اساس نهاده‌ایم و آن را به زیور (ستارگان رخشان) آراسته‌ایم و هیچ شکاف و خللی در آن راه ندارد؟///آیا به آسمان فرازشان ننگریسته‌اند، که چگونه آن را برافراشته‌ایم و آن را آراسته‌ایم، و هیچ خللی ندارد///آیا آنان به آسمان بالای سرشان نگاه نکردند که چگونه ما آن را بنا کرده‌ایم، و چگونه آن را (بوسیله ستارگان) زینت بخشیده‌ایم و هیچ شکاف و شکستی در آن نیست؟!///آیا ننگریستند بسوی آسمان بر فراز ایشان چگونه ساختیمش و آراستیمش و نیستش شکافهائی‌///پس مگر به آسمان بالای سرشان ننگریسته‌اند که چگونه آن را ساخته و پرداخته و زینتش داده‌ایم و برای آن هیچ گونه شکاف‌ها و سوراخ‌هایی نیست. quran_en_fa And the earth- We have spread it out, and set thereon mountains standing firm, and produced therein every kind of beautiful growth (in pairs)- و زمین را گستردیم و کوه هایی استوار در آن افکندیم و در آن از هر نوع گیاه خوش منظر و دل انگیزی رویاندیم،///و زمین را گستردیم و کوه هایی استوار در آن افکندیم و در آن از هر نوع گیاه خوش منظر و دل انگیزی رویاندیم،///و زمین را گستردیم و در آن کوه‌هاى بلند افکندیم و از هر گونه نباتات خوش‌منظر در آن رویانیدیم.///و زمین را گستردیم و در آن کوه‌هاى استوار افکندیم و در آن از هر نوع گیاهان خرم رویاندیم///و زمین را گستردیم و در آن لنگر [آسا کوه‌] ها فرو افکندیم و در آن از هر گونه جفت دل‌انگیز رویانیدیم.///و زمین را گستردیم و کوه‌هاى استوار در آن افکندیم و از هر نوع گیاه باطراوت در آن رویاندیم.///و زمین را نمی‌نگرند که آن را بگستردیم و در آن کوههای استوار بیفکندیم و هر نوع گیاه با حسن و طراوت از آن برویانیدیم؟///و زمین را گسترانده‌ایم، و در آن کوهها را درانداخته‌ایم، و در آن از هرگونه خرمی رویانده‌ایم‌///و زمین را گسترش دادیم و در آن کوه‌هائی عظیم و استوار افکندیم و از هر نوع گیاه بهجت‌انگیز در آن رویاندیم،///و زمین را گسترانیدیمش و افکندیم در آن لنگرهائی و رویانیدیم در آن از هر جفتی زیبا///و زمین را فرو کشیدیم و در آن (لنگرآسا) کوه‌هایی را فرو افکندیم و در آن از هرگونه جفت دل‌انگیزی رویاندیم. quran_en_fa To be observed and commemorated by every devotee turning (to Allah). تا برای هر بنده‌ای که [با اندیشیدن در نظام هستی] به سوی خدا باز می‌گردد، مایه بینایی و یادآوری باشد؛///تا برای هر بنده‌ای که [با اندیشیدن در نظام هستی] به سوی خدا باز می‌گردد، مایه بینایی و یادآوری باشد؛///بینشى و پندى است براى هر بنده‌اى که به خدا بازگردد.///تا مایه بصیرت و یادآورى براى هر بنده‌ى توبه کار باشد/// [تا] براى هر بنده توبه‌کارى بینش‌افزا و پندآموز باشد.///تا براى هر بنده‌اى که [به سوى حق] روى مى‌آورد، مایه‌ى بینش و پند باشد.///تا موجب بصیرتی باشد (در برهان الهیت) و تذکری برای هر بنده‌ای که رو به درگاه خدا آرد.///برای روشنگری و یادآوری هر بنده اهل انابت‌///تا وسیله بینایی و یادآوری برای هر بنده توبه کاری باشد!///بینش و یادآوریی برای هر بنده‌ای بازگشت‌کننده‌///(تا) برای هر بنده‌ی راهوار توبه‌کاری، بینش‌افزا و یادواره‌ای باشد. quran_en_fa And We send down from the sky rain charted with blessing, and We produce therewith gardens and Grain for harvests; و از آسمان آبی بسیار پربرکت و سودمند نازل کردیم، پس به وسیله آن باغ‌ها و دانه‌های دروکردنی را رویاندیم.///و از آسمان آبی بسیار پربرکت و سودمند نازل کردیم، پس به وسیله آن باغ‌ها و دانه‌های دروکردنی را رویاندیم.///و از آسمان، آبى پربرکت فرستادیم و بدان باغها و دانه‌هاى دروشدنى رویانیدیم.///و از آسمان آبى پربرکت نازل کردیم و به وسیله آن، باغ‌ها و حبوبات درو کردنى را رویاندیم///و از آسمان، آبى پر برکت فرود آوردیم، پس بدان [وسیله‌] باغها و دانه‌هاى دروکردنى رویانیدیم.///و از آسمان، آبى پربرکت فروفرستادیم، پس با آن باغ‌ها و دانه‌هاى دروشدنى رویاندیم.///و ما از آسمان رحمت آب باران با برکت را نازل کردیم و باغهای میوه و دانه‌های درو شدنی برویانیدیم.///و از آسمان آبی پربرکت فرو فرستادیم، آنگاه بدان بوستانها و دانه درودنی رویانده‌ایم‌///و از آسمان، آبی پربرکت نازل کردیم، و بوسیله آن باغها و دانه‌هایی را که درو می‌کند رویاندیم،///و فرستادیم (فرود آوردیم) از آسمان آبی خجسته را پس رویانیدیم بدان باغهائی و دانه درویده‌///و از آسمان، آبی پربرکت به‌تدریج فرود آوردیم، پس با آن باغ‌ها و دانه‌های دروکردنی را رویانیدیم. quran_en_fa And tall (and stately) palm-trees, with shoots of fruit-stalks, piled one over another;- و [نیز] درختان بلندقامت خرما را که خوشه‌های متراکم و روی هم چیده دارند [رویاندیم.]///و [نیز] درختان بلندقامت خرما را که خوشه‌های متراکم و روی هم چیده دارند [رویاندیم.]///و نخلهاى بلند با خوشه‌هاى بر هم چیده.///و نخل‌هاى بلند با خوشه‌هاى بر هم چیده [رویاندیم‌]///و درختان تناور خرما که خوشه‌ [هاى‌] روى هم چیده دارند.///و نیز درختان بلند خرما، با خوشه‌هایى پر و بر هم چیده [رویاندیم].///و نیز نخلهای بلند خرما که میوه آن منظم روی هم چیده شده است برانگیختیم.///و درختان خرمای بلند بالا که میوه توبرتو دارد///و نخلهای بلندقامت که میوه‌های متراکم دارند؛///و خرمابنها را بلند اندام که آنها را است شکوفه‌ای به هم پیوسته‌///و درختان خرما را (هم) در حالی که فراورده‌هایی روی هم چیده دارند. quran_en_fa As sustenance for (Allah's) Servants;- and We give (new) life therewith to land that is dead: Thus will be the Resurrection. برای آنکه رزق و روزی بندگان باشد، و نیز به وسیله آن آب سرزمین مرده را زنده کردیم؛ و بیرون آمدنشان [پس از مرگ از خاک گور برای ورود به قیامت] این گونه است.///برای آنکه رزق و روزی بندگان باشد، و نیز به وسیله آن آب سرزمین مرده را زنده کردیم؛ و بیرون آمدنشان [پس از مرگ از خاک گور برای ورود به قیامت] این گونه است.///تا رزق بندگان باشد و بدان آب، سرزمین مرده را زنده کردیم. برآمدن از گور نیز چنین است.///تا روزى بندگان باشد، و با آن [آب‌] سرزمین مرده را زنده کردیم. خروج [از قبرها] نیز چنین است/// [اینها همه‌] براى روزى بندگان [من‌] است، و با آن [آب‌] سرزمین مرده‌اى را زنده گردانیدیم؛ رستاخیز [نیز] چنین است.///تا روزی بندگان باشد و با آن سرزمین مرده‌ای را زنده کردیم. رستاخیز [نیز] این­گونه است.///اینها را رزق بندگان قرار دادیم و به باران زمین مرده را زنده ساختیم (تا خلق بدانند که) همچنین پس از مرگ سر از خاک بیرون می‌کنند.///تا روزی بندگان باشد، و بدان سرزمینی پژمرده را زنده کردیم، رستاخیز هم همین‌گونه است‌///همه اینها برای روزی‌بخشیدن به بندگان است و بوسیله باران سرزمین مرده را زنده کردیم؛ (آری) زنده‌شدن مردگان نیز همین گونه است!///روزیی برای بندگان و زنده ساختیم بدان شهری مرده را چنین است برون آمدن‌///حال آنکه (این‌ها همه) برای روزی بندگان (من) است. و با آن (آب) سرزمین مرده‌ای را زنده گردانیدیم. بیرون شدن مردگان (نیز) بدان‌گونه است. quran_en_fa Before them was denied (the Hereafter) by the People of Noah, the Companions of the Rass, the Thamud, پیش از اینان [که تو را تکذیب می‌کنند] قوم نوح و اصحاب رس و [قوم] ثمود [پیامبرانشان] را تکذیب کردند.///پیش از اینان [که تو را تکذیب می‌کنند] قوم نوح و اصحاب رس و [قوم] ثمود [پیامبرانشان] را تکذیب کردند.///پیش از آنها قوم نوح و اصحاب رس و ثمود تکذیب کرده بودند،///پیش از ایشان قوم نوح و اهل رس و ثمود [پیامبران را] تکذیب کردند///پیش از ایشان قوم نوح و اصحاب رس و ثمود،///[ای پیامبر!] پیش از اینان، قوم نوح و اصحاب رس و قوم ثمود، [نیز پیامبرانشان را] تکذیب کردند.///پیش از اینان هم قوم نوح و اصحاب رس (که پیغمبر خود را به چاه افکندند) و قوم ثمود هم تکذیب رسولان کردند.///پیش از آنان قوم نوح و اصحاب رس و ثمود تکذیب پیشه کردند///پیش از آنان قوم نوح و «اصحاب الرس» [= قومی که در یمامه زندگی می‌کردند و پیامبری به نام حنظله داشتند] و قوم ثمود (پیامبرانشان را) تکذیب کردند،///تکذیب کردند پیش از ایشان قوم نوح و یاران رس و ثمود///پیش از ایشان قوم نوح و اصحاب رس و ثمود، quran_en_fa The 'Ad, Pharaoh, the brethren of Lut, و نیز قوم عاد و فرعون و برادران لوط،///و نیز قوم عاد و فرعون و برادران لوط،///و قوم عاد و فرعون و قوم لوط،///و عاد و فرعون و برادران لوط///و عاد و فرعون و برادران لوط،///و [نیز قوم] عاد و فرعون و برادران لوط.///و قوم عاد و فرعون و قوم لوط.///و نیز عاد و فرعون و قوم لوط///و همچنین قوم عاد و فرعون و قوم لوط،///و عاد و فرعون و برادران لوط///و عاد و فرعون، برادران لوط، quran_en_fa The Companions of the Wood, and the People of Tubba'; each one (of them) rejected the messengers, and My warning was duly fulfilled (in them). و اصحاب ایکه و قوم تبع همگی پیامبران را تکذیب کردند، پس تهدیدم [به نزول عذاب] بر آنان محقق و ثابت شد.///و اصحاب ایکه و قوم تبع همگی پیامبران را تکذیب کردند، پس تهدیدم [به نزول عذاب] بر آنان محقق و ثابت شد.///و اصحاب ایکه و قوم تبع، همه پیامبران را دروغ شمردند و مستحق وعده عذاب من شدند.///و اهل ایکه (قوم شعیب) و قوم تبع همگى فرستادگان را تکذیب نمودند و در نتیجه وعده‌ى [عذاب‌] من تحقق یافت///و بیشه‌نشینان و قوم تبع به تکذیب پرداختند؛ همگى فرستادگان [ما] را به دروغ گرفتند و [در نتیجه‌] تهدید [من‌] واجب آمد.///و اصحاب ایکه و قوم تبع، همگى پیامبران را تکذیب کردند، پس وعده‌ی عذاب من، بر آنان قطعى شد.///و اصحاب ایکه (امت شعیب) و قوم تبع (پادشاه یمن) همه رسولان حق را تکذیب کردند تا وعده عذاب من بر آنان حتم و واجب گردید.///و اصحاب ایکه، و قوم تبع همگان پیامبران را دروغ‌زن شمردند، آنگاه عقاب من بر آنان تعلق گرفت‌///و «اصحاب الایکه» [= قوم شعیب‌] و قوم تبع (که در سرزمین یمن زندگی می‌کردند)، هر یک از آنها فرستادگان الهی را تکذیب کردند و وعده عذاب درباره آنان تحقق یافت!///یاران ایکه و قوم تبع هر کدام تکذیب کردند پیمبران را پس فرود آمد (یا سزاوار شد) بیم دادن مرا///و بیشه‌نشینان و قوم تبع، همه‌، فرستادگان (ما) را تکذیب کردند. پس وعده‌ی (عذاب) مرا سزاوار شدند. quran_en_fa Were We then weary with the first Creation, that they should be in confused doubt about a new Creation? آیا ما از آفرینش نخستین عاجز و درمانده شدیم [تا از دوباره آفریدن عاجز و درمانده شویم؟ چنین نیست] بلکه آنان [با این همه دلایل روشن و استوار] باز در آفرینش جدید در تردیدند.///آیا ما از آفرینش نخستین عاجز و درمانده شدیم [تا از دوباره آفریدن عاجز و درمانده شویم؟ چنین نیست] بلکه آنان [با این همه دلایل روشن و استوار] باز در آفرینش جدید در تردیدند.///آیا از آفرینش نخستین عاجز شده بودیم؟ نه، آنها از آفرینش تازه در شکند.///پس آیا در آفرینش نخستین درمانده شدیم [که دوباره نتوانیم بیافرینیم؟] بلکه آنها [با این همه دلایل‌] باز در آفرینش جدید در شک‌اند///مگر از آفرینش نخستین [خود] به تنگ آمدیم؟ [نه!] بلکه آنها از خلق جدید در شبهه‌اند.///مگر در آفرینش نخستین درماندیم [که از بازآفریدن در رستاخیز ناتوان باشیم؟ نه!] بلکه آنان درباره‌ی آفرینش جدید در تردیدند.///آیا در اول بار که آفرینش را آوردیم هیچ درماندیم؟ (پس در خلقت معاد دیگر بار هم عاجز نیستیم) بلکه این منکران در شک و ریب از خلقت نو (و نشأه معاد) اند.///آیا در آفرینش نخستین درمانده بودیم؟ [هرگز]، بلکه ایشان از آفرینش جدید شک و شبهه دارند///آیا ما از آفرینش نخستین عاجز ماندیم (که قادر بر آفرینش رستاخیز نباشیم)؟! ولی آنها (با این همه دلایل روشن) باز در آفرینش جدید تردید دارند!///آیا خسته شدیم به آفرینش نخستین بلکه ایشانند در پرده (یا اشتباهی) از آفرینش نوین‌///پس مگر (ما) به آفرینش نخستین (مان) ناتوان شده‌ایم‌؟ (نه!) بلکه آنان از آفرینش جدید در شبهه‌اند. quran_en_fa It was We Who created man, and We know what dark suggestions his soul makes to him: for We are nearer to him than (his) jugular vein. همانا انسان را آفریدیم و همواره آنچه را که باطنش [نسبت به معاد و دیگر حقایق] به او وسوسه می‌کند، می‌دانیم، و ما به او از رگ گردن نزدیک تریم.///همانا انسان را آفریدیم و همواره آنچه را که باطنش [نسبت به معاد و دیگر حقایق] به او وسوسه می‌کند، می‌دانیم، و ما به او از رگ گردن نزدیک تریم.///ما آدمى را آفریده‌ایم و از وسوسه‌هاى نفس او آگاه هستیم، زیرا از رگ گردنش به او نزدیک‌تریم.///و همانا ما انسان را آفریدیم، و مى‌دانیم که نفس او چه وسوسه‌اى به او مى‌کند، و ما از رشته رگ‌ها به او نزدیک‌تریم///و ما انسان را آفریده‌ایم و مى‌دانیم که نفس او چه وسوسه‌اى به او مى‌کند، و ما از شاهرگ [او] به او نزدیکتریم.///و همانا ما انسان را آفریده‌ایم و هر چه را که نفسش به او وسوسه مى‌کند، مى‌دانیم و ما از رگ گردن به او نزدیک‌تریم.///و ما انسان را خلق کرده‌ایم و از وساوس و اندیشه‌های نفس او کاملا آگاهیم که ما از رگ گردن او به او نزدیکتریم.///و به راستی که انسان را آفریده‌ایم و می‌دانیم که نفسش چه وسوسه‌ای به او می‌کند، و ما به او از رگ جان نزدیکتریم‌///ما انسان را آفریدیم و وسوسه‌های نفس او را می‌دانیم، و ما به او از رگ قلبش نزدیکتریم!///و همانا آفریدیم انسان را و دانیم آنچه را می‌خلد در دلش و ما نزدیکتریم بدو از بند ورید (رگ گردن)///و ما بی‌گمان انسان را به‌راستی آفریدیم حال آنکه می‌دانیم نفس او چه وسوسه‌ای به او می‌کند و ما از شاهرگ (او) به او نزدیکتریم. quran_en_fa Behold, two (guardian angels) appointed to learn (his doings) learn (and noted them), one sitting on the right and one on the left. [یاد کن] دو فرشته‌ای را که همواره از ناحیه خیر و از ناحیه شر، ملازم انسان هستند و همه اعمالش را دریافت کرده و ضبط می‌کنند.///[یاد کن] دو فرشته‌ای را که همواره از ناحیه خیر و از ناحیه شر، ملازم انسان هستند و همه اعمالش را دریافت کرده و ضبط می‌کنند.///هنگامى که آن دو فرشته فراگیرنده در جانب راست و جانب چپ او نشسته‌اند هر چیز را فرامى‌گیرند.///آن دم که دو [فرشته‌] دریافت کننده، [اعمال او را] دریافت مى‌کنند که از راست و چپ [در کمین‌] نشسته‌اند///آنگاه که دو [فرشته‌] دریافت‌کننده از راست و از چپ، مراقب نشسته‌اند.///آن­گاه که دو فرشته از راست و چپ، [در کمین] نشسته، [اعمال نیک و بد را] دریافت مى‌کنند.///آن گاه که دو ملک دریافت دارنده (یعنی فرشتگان مراقب و حاضر مأمور نگارش اعمال خیر و شر او) از طرف راست و چپ (به مراقبت او) بنشسته و (اعمال آدمی را) دریافت می‌دارند.///چون فراگیران که از راست و از چپ او کمین‌دار هستند، [کارها و سخنان او را] فراگیرند///(به خاطر بیاورید) هنگامی را که دو فرشته راست و چپ که ملازم انسانند اعمال او را دریافت می‌دارند؛///هنگامی که دریابند آن دو دریابندگان از راست و از چپ نشسته‌ای‌///چون دو (فرشته‌ی) دریافت کننده‌- نشسته‌ای از راست و نشسته‌ای از چپ- (از اعمالش را) به خوبی دریافت می‌دارند. quran_en_fa Not a word does he utter but there is a sentinel by him, ready (to note it). هیچ سخنی را به زبان نمی‌گوید جز اینکه نزد آن [برای نوشتن و حفظش] نگهبانی آماده است؛///هیچ سخنی را به زبان نمی‌گوید جز اینکه نزد آن [برای نوشتن و حفظش] نگهبانی آماده است؛///هیچ کلامى نمى‌گوید مگر آنکه در کنار او مراقبى حاضر است.///هیچ سخنى را بر زبان نمى‌آورد مگر این که مراقبى آماده نزد اوست/// [آدمى‌] هیچ سخنى را به لفظ درنمى‌آورد مگر اینکه مراقبى آماده نزد او [آن را ضبط مى‌کند].///[انسان] هیچ سخنى بر زبان نمى‌آورد، مگر آن که در کنارش [فرشته‌ى] نگهبانی حاضر و آماده [ثبت] است.///سخنی بر زبان نیاورد جز آنکه همان دم فرشته‌ای مراقب و آماده است.///سخنی به زبان نمی‌آورد، مگر آنکه نگهبان حاضر و ناظری نزد اوست‌///انسان هیچ سخنی را بر زبان نمی‌آورد مگر اینکه همان دم، فرشته‌ای مراقب و آماده برای انجام مأموریت (و ضبط آن) است!///به لب نراند سخنی را جز آنکه نزد او است نگهبانی آماده‌///(آدمی) هیچ جریانی را به لفظ در نمی‌آورد مگر اینکه مراقبی آماده و نیرومند و حسابگر نزد اوست (و آن را به خوبی و درستی ضبط و ثبت می‌کند). quran_en_fa And the stupor of death will bring Truth (before his eyes): "This was the thing which thou wast trying to escape!" و سکرات و بیهوشی مرگ، حق را [که همه واقعیات جهان پس از مرگ است] می‌آورد [و به محتضر می‌گویند:] این همان چیزی است که از آن می‌گریختی؛///و سکرات و بیهوشی مرگ، حق را [که همه واقعیات جهان پس از مرگ است] می‌آورد [و به محتضر می‌گویند:] این همان چیزی است که از آن می‌گریختی؛///به راستى که بیهوشى مرگ فرامى‌رسد. این است آنچه از آن مى‌گریختى.///و [سر انجام‌] سکرات مرگ به حق بیاید [و به او گفته شود:] این همان است که از آن مى‌گریختى///و سکرات مرگ، به راستى در رسید؛ این همان است که از آن مى‌گریختى؛///و بى‌هوشى مرگ به راستى فرامی‌رسد [و به انسان می‌گویند:] «این همان است که همواره از آن مى‌گریختى.»///و (به هوش آیید که) هنگام بیهوشی و سختی مرگ به حق و حقیقت فرا رسید، آری همان مرگی که از آن دوری می‌جستی.///و مستی مرگ، حقیقت را پدید آورد، این همان است که از آن کناره می‌گرفتی‌///و سرانجام، سکرات (و بیخودی در آستانه) مرگ بحق فرامی‌رسد (و به انسان گفته می‌شود:) این همان چیزی است که تو از آن می‌گریختی!///و آمد بیهشی مرگ به حق این است آنچه بودی از آن گریزان‌///و بیهوشی مرگ، به‌راستی در رسید (و) این همان است که از آن گریزان بوده‌ای. quran_en_fa And the Trumpet shall be blown: that will be the Day whereof Warning (had been given). و در صور می‌دمند؛ آن است روز [تحقق و ظهور] وعده‌های تهدیدآمیز و وحشتناک.///و در صور می‌دمند؛ آن است روز [تحقق و ظهور] وعده‌های تهدیدآمیز و وحشتناک.///و در صور دمیده مى‌شود. این است روز وعده‌هاى عذاب.///و در صور دمیده شود. این است روز وعده [ى عذاب‌]///و در صور دمیده شود؛ این است روز تهدید [من‌].///و در صور [رستاخیز] دمیده شود: «این است روز تحقق وعده‌ی عذاب!»///و آن گاه در صور بدمند (و ملایک ندا کنند که) این است روز تهدید (های الهی به خلق).///و در صور دمیده شود، این روز وعده عذاب است‌///و در «صور» دمیده می‌شود؛ آن روز، روز تحقق وعده وحشتناک است!///و دمیده شد در صور این است روز بیم‌///و در صور [: شیپور جان‌افزا] دمیده شد. این است روز تهدید (من). quran_en_fa And there will come forth every soul: with each will be an (angel) to drive, and an (angel) to bear witness. هر کسی در آن روز می‌آید در حالی که سوق دهنده‌ای و شاهدی با اوست، [که سوق دهنده او را به محشر می‌راند و شاهد بر اعمالش گواهی می‌دهد.]///هر کسی در آن روز می‌آید در حالی که سوق دهنده‌ای و شاهدی با اوست، [که سوق دهنده او را به محشر می‌راند و شاهد بر اعمالش گواهی می‌دهد.]///هر کسى مى‌آید و با او کسى است که مى‌راندش و کسى است که برایش شهادت مى‌دهد.///و هر کسى همراه یک مأمور سوق دهنده و یک شاهد بیاید///و هر کسى مى‌آید [در حالى که‌] با او سوق‌دهنده و گواهى‌دهنده‌اى است.///و هر کس [به صحنه‌ی قیامت] مى‌آید، سوق‌دهنده‌اى و شاهدى با اوست.///و هر نفسی را فرشته‌ای (برای حساب به محشر) کشاند و فرشته‌ای (بر نیک و بدش) گواهی دهد.///و همراه هر کسی راهبری و شاهدی فراز آید///هر انسانی وارد محشر می‌گردد در حالی که همراه او حرکت دهنده و گواهی است!///و آمد هر کسی با او راننده‌ای و گواهی‌///و هر کسی آمد (در حالی که) با او سوق‌دهنده و گواهی‌دهنده‌ای است، quran_en_fa (It will be said:) "Thou wast heedless of this; now have We removed thy veil, and sharp is thy sight this Day!" [به او می‌گویند:] تو از این روز بزرگ در بی خبری و غفلت بودی، پس ما پرده بی خبری را از دیده [بصیرت] ات کنار زدیم در نتیجه دیده‌ات امروز بسیار تیزبین است.///[به او می‌گویند:] تو از این روز بزرگ در بی خبری و غفلت بودی، پس ما پرده بی خبری را از دیده [بصیرت] ات کنار زدیم در نتیجه دیده‌ات امروز بسیار تیزبین است.///تو از این غافل بودى. ما پرده از برابرت برداشتیم و امروز چشمانت تیزبین شده است.///[گفته شود:] واقعا که از این [روز] در غفلت بودى، اینک از تو پرده‌ات را برداشتیم پس دیده‌ات امروز تیزبین است/// [به او مى‌گویند:] «واقعا که از این [حال‌] سخت در غفلت بودى. و [لى‌] ما پرده‌ات را [از جلوى چشمانت‌] برداشتیم و دیده‌ات امروز تیز است.»///[خدا به او مى‌فرماید:] «همانا از این [روز] در غفلتى [عمیق] بودى، پس پرده‌ی [غفلت] تو را کنار زدیم و امروز چشمت تیزبین شده است.»///و تو (ای آدمی نادان) از این (روز سخت مرگ) در غفلت بودی تا آنکه ما پرده از کار تو برانداختیم و امروز چشم بصیرتت بیناتر گردید.///[و به او گویند] به راستی که از این امر در غفلت بودی و حال پرده‌ات را از تو برطرف ساخته‌ایم، و امروز دیده‌ات تیزبین است‌///(به او خطاب می‌شود:) تو از این صحنه (و دادگاه بزرگ) غافل بودی و ما پرده را از چشم تو کنار زدیم، و امروز چشمت کاملا تیزبین است!///همانا بودی در غفلتی از این پس برداشتیم از تو پرده‌ات را پس دیده تو امروز است تیز///(به او می‌گویند:) «همواره از این (حال) سخت در (ژرفای) غفلت بوده‌ای. پس ما پرده‌ات را (از جلو دیدگانت) برداشتیم‌. پس دیده‌ات امروز تیزبین است.» quran_en_fa And his Companion will say: "Here is (his Record) ready with me!" و [فرشته] همراهش می‌گوید: این است نامه اعمالش که همراه من آماده است.///و [فرشته] همراهش می‌گوید: این است نامه اعمالش که همراه من آماده است.///موکل او گوید: این است آنچه من آماده کرده‌ام.///و [فرشته‌] همراه او گوید: این [نامه اعمال او] نزد من حاضر است///و [فرشته‌] همنشین او مى‌گوید: «این است آنچه پیش من آماده است [و ثبت کرده‌ام‌].»///و [فرشته‌ی] همراه او می‌گوید: «این [نامه‌ی اعمال اوست که] نزد من آماده است.»///و قرین وی (یعنی فرشته موکل و شاهد او بدو) گوید: این همان اعمالی است که نزد من (برای امروز تو) محفوظ و مهیاست.///و همنشین او گوید این همان است که نزد من آماده است‌///فرشته همنشین او می‌گوید: «این نامه اعمال اوست که نزد من حاضر و آماده است!»///و گفت همنشین این است آنچه نزد من است آماده‌///و (فرشته‌ی) همنشین او می‌گوید: «این است آنچه پیش من (به گونه‌ای محکم و روشن) نگهبانی شده است.» quran_en_fa (The sentence will be:) "Throw, throw into Hell every contumacious Rejecter (of Allah)!- [به دو فرشته نگهبان و حافظ اعمال فرمان می‌دهند] شما دو نفر هر کافر سرسخت و معاندی را در دوزخ اندازید.///[به دو فرشته نگهبان و حافظ اعمال فرمان می‌دهند] شما دو نفر هر کافر سرسخت و معاندی را در دوزخ اندازید.///هر ناسپاس کینه‌توزى را به جهنم بیندازید،///[به آن دو فرشته خطاب شود:] هر کفر پیشه ستیزه‌گر را در جهنم افکنید/// [به آن دو فرشته خطاب مى‌شود:] «هر کافر سرسختى را در جهنم فروافکنید،///[خداوند می‌فرماید:] «هر کفرپیشه‌ی لجوجی را به دوزخ افکنید!///(و خطاب آید که) امروز هر کافر معاند را به دوزخ درافکنید.///هر کفر پیشه ستیزه‌جویی را به جهنم اندازید///(خداوند فرمان می‌دهد:) هر کافر متکبر لجوج را در جهنم افکنید!///بیفکنید در دوزخ هر ناسپاس کین‌ورزی‌///(به آن دو فرشته خطاب می‌شود:) «هر کافر سرسختی را در جهنم فرو افکنید.» quran_en_fa "Who forbade what was good, transgressed all bounds, cast doubts and suspicions; [همان که به شدت] مانع خیر و تجاوزکار [از حدود خدا] و تردید کننده در حقایق [و تردید انداز در دل‌های مردم بود.]///[همان که به شدت] مانع خیر و تجاوزکار [از حدود خدا] و تردید کننده در حقایق [و تردید انداز در دل‌های مردم بود.]///آن که از بخشش امساک ورزید و تجاوزکار بود و شک مى‌آورد،///منع کننده‌ى خیر و متجاوز شکاک را/// [هر] بازدارنده از خیرى، [هر] متجاوز شکاکى///[آن که] سخت مانع خیر است و متجاوز و شبهه­‌افکن.///همان کافری که از هر کار خیر مانع می‌گشت و (به حق خدا و خلق) ستم می‌کرد و (در کار خدا و قیامت) به شک و ریب بود.///[همان که‌] بازدارنده خیر و تجاوزکار شکاک است‌///آن کسی که به شدت مانع خیر و متجاوز و در شک و تردید است (حتی دیگران را به تردید می‌افکند)؛///فراوان بازدارنده از خوبی تجاوزگری شک‌آور///«(که) بسی باز دارنده‌ی از هر خیری (بوده) است و (هر) متجاوز شک مستند آورنده‌ای را نیز.» quran_en_fa "Who set up another god beside Allah: Throw him into a severe penalty." که با خدا معبودی دیگر قرار داد، پس او را در عذاب سخت اندازید،///که با خدا معبودی دیگر قرار داد، پس او را در عذاب سخت اندازید،///آن که با خداى یکتا خداى دیگرى قرار داد. پس به عذاب سختش بیفکنید.///آن که با خداوند، خداى دیگرى نهاد، پس در عذاب شدیدش بیفکنید///که با خداوند، خدایى دیگر قرار داد. [اى دو فرشته،] او را در عذاب شدید فرو افکنید.///آن که با خداوند یکتا، معبود دیگرى قرار داد. پس او را در عذاب سخت بیافکنید!»///همان کافر مشرک که با خدای یکتا خدای دیگری جعل کرد، پس او را در عذاب سخت جهنم درافکنید.///کسی که در جنب خداوند به خدایی دیگر قائل است، پس او را در [جایگاه‌] عذاب سهمگین بیندازید///همان کسی که معبود دیگری با خدا قرار داده، (آری) او را در عذاب شدید بیفکنید!///که قرار داد با خدا خدائی دیگر را پس بیفکنیدش در شکنجه سخت‌///«کسی که با خدا، خدایی دیگر قرار داده. پس (ای دو فرشته!) او را در عذاب شدید فرو افکنید.» quran_en_fa His Companion will say: "Our Lord! I did not make him transgress, but he was (himself) far astray." همنشینش [از میان شیطان‌ها] می‌گوید: پروردگارا! من او را به سرکشی و طغیان وا نداشتم، او خودش [به میل خود] در گمراهی دور و درازی بود. ….///همنشینش [از میان شیطان‌ها] می‌گوید: پروردگارا! من او را به سرکشی و طغیان وا نداشتم، او خودش [به میل خود] در گمراهی دور و درازی بود. ….///همنشین او گوید: اى پروردگار ما، من او را به سرکشى وادار نکردم، بلکه او خود سخت در گمراهى بود.///[شیطان‌] همدم وى گوید: [اى‌] پروردگار ما! من او را به سرکشى وانداشتم، لیکن او خود در ضلالتى دور بود/// [شیطان‌] همدمش مى‌گوید: «پروردگار ما، من او را به عصیان وانداشتم، لیکن [خودش‌] در گمراهى دور و درازى بود.»///هم‌نشین او می‌گوید: «پروردگارا! من او را به سرکشی وادار نکردم، بلکه او خودش در گمراهى عمیق و دوری بود.»///آن گاه قرین او (شیطان) گوید: بار الها، من او را به طغیان و عصیان نکشیدم بلکه او خود در ضلالت دور (از اطاعت و سعادت) افتاد.///همنشین او گوید پروردگارا من او را طغیانگر نساخته‌ام، ولی خودش در گمراهی دور و دراز بود///و همنشینش (از شیاطین) می‌گوید: «پروردگارا! من او را به طغیان وانداشتم، لکن او خود در گمراهی دور و درازی بود!»///گفت همنشین او پروردگارا من به سرکشیش وانداشتم لیکن بود او در گمراهی دور///همدمش [: شیطان] گفت: «پروردگارمان! من او را به طغیان وا نداشتم، ولی (خودش) در گمراهی دور و درازی بوده است.» quran_en_fa He will say: "Dispute not with each other in My Presence: I had already in advance sent you Warning. [خدا] می‌گوید: در پیشگاه من با یکدیگر ستیزه مکنید، بی تردید من تهدید [به عذاب] را پیش از این [از طریق وحی و پیامبران] به شما اعلام کرده بودم.///[خدا] می‌گوید: در پیشگاه من با یکدیگر ستیزه مکنید، بی تردید من تهدید [به عذاب] را پیش از این [از طریق وحی و پیامبران] به شما اعلام کرده بودم.///مى‌گوید: نزد من مجادله مکنید. من پیش از این با شما سخن از عذاب گفته بودم.///[خداوند] فرماید: در پیشگاه من جدال نکنید، که من از پیش هشدارتان داده بودم/// [خدا] مى‌فرماید: «در پیشگاه من با همدیگر مستیزید [که‌] از پیش به شما هشدار داده بودم.///[خداوند می‌فرماید:] «نزد من با یکدیگر مشاجره نکنید! من پیش از این وعده‌ی عذاب را به شما داده بودم.///(آن گاه خدا به عتاب) گوید: در حضور من خصومت مکنید که من قبلا وعده عذاب را به شما گوشزد کردم.///فرماید نزد من ستیزه‌جویی مکنید، و به راستی که پیشاپیش وعده عذاب را [برای آگاهی شما] فرستاده بودم‌///(خداوند) می‌گوید: «نزد من جدال و مخاصمه نکنید؛ من پیشتر به شما هشدار داده‌ام (و اتمام حجت کرده‌ام)!///گفت نستیزید نزد من حالی که پیش فرستادم بسوی شما بیم دادن را///(خدا) فرمود: «در پیشگاه من (با همدیگر) مستیزید حال آنکه به‌راستی از پیش به شما هشدار این وعده‌ی عذاب را داده بودم.» quran_en_fa "The Word changes not before Me, and I do not the least injustice to My Servants." نزد من فرمان [تهدیدآمیز به اینکه هر کس با حال کفر و شرک وارد آخرت شود حتما دوزخی است] تغییر نمی‌یابد و من نسبت به بندگان ستمکار نیستم.///نزد من فرمان [تهدیدآمیز به اینکه هر کس با حال کفر و شرک وارد آخرت شود حتما دوزخی است] تغییر نمی‌یابد و من نسبت به بندگان ستمکار نیستم.///وعده من دیگرگون نمى‌شود و من به بندگان ستم نمى‌کنم.///سخن [وعده‌ى عذاب‌] نزد من تغییر نیابد و من بر بندگان هیچ ستم نکنم///پیش من حکم دگرگون نمى‌شود، و من [نسبت‌] به بندگانم بیدادگر نیستم.»///فرمان [افکندن کافر در دوزخ،] نزد من تغییر نمى‌یابد و من هرگز به بندگانم ستم نکنم.»///دیگر وعده عذاب من مبدل نخواهد شد و هیچ (در کیفر) ستمی به بندگان نخواهم کرد.///در نزد من آن حکم دیگرگون نشود، و [در عین حال‌] من در حق بندگان ستمگر نیستم‌///سخن من تغییر ناپذیر است، و من هرگز به بندگان ستم نخواهم کرد!»///دگرگون نگردد سخن نزد من و نیستم ستم‌کننده به بندگان‌///«پیش من (این) گفتمان دگرگون نمی‌گردد و من (نسبت) به بندگانم زیاد بیدادگر نیستم.» quran_en_fa One Day We will ask Hell, "Art thou filled to the full?" It will say, "Are there any more (to come)?" [یاد کن] روزی را که به دوزخ می‌گوییم: آیا پر شدی؟ می‌گوید: آیا زیادتر از این هم هست؟///[یاد کن] روزی را که به دوزخ می‌گوییم: آیا پر شدی؟ می‌گوید: آیا زیادتر از این هم هست؟///روزى که جهنم را مى‌گوییم: آیا پر شده‌اى؟ مى‌گوید: آیا هیچ زیادتى هست؟///آن روز به جهنم گوییم: آیا پر شدى؟ و گوید: آیا افزون [بر این‌] هم هست///آن روز که [ما] به دوزخ مى‌گوییم: «آیا پر شدى؟» و مى‌گوید: «آیا باز هم هست؟»///[یاد کن] روزى که به دوزخ می‌گوییم: «آیا پر شدى؟» و او می‌گوید: «آیا بیش از این هم هست؟»///روزی که جهنم را گوییم: آیا مملو (از وجود کافران) شدی؟ و او گوید: آیا (دوزخیان) بیش از این هم هستند؟///روزی که به جهنم گوییم آیا پرشدی؟ و گوید آیا باز هم بیشتر هست؟///(به خاطر بیاورید) روزی را که به جهنم می‌گوییم: «آیا پر شده‌ای؟» و او می‌گوید: «آیا افزون بر این هم هست؟!»///روزی که گوئیم به دوزخ آیا پر شدی و گوید آیا هست بیشی‌///(همی بنگر) روزی را که (ما) به دوزخ می‌گوییم: «آیا پر شدی‌؟» و (او) می‌گوید: «آیا بیشتر (هم) هست‌؟» quran_en_fa And the Garden will be brought nigh to the Righteous,- no more a thing distant. و بهشت را به پرهیزکاران نزدیک می‌کنند بی آنکه فاصله‌ای از آنان داشته باشد.///و بهشت را به پرهیزکاران نزدیک می‌کنند بی آنکه فاصله‌ای از آنان داشته باشد.///و بهشت را براى پرهیزگاران نزدیک بیاورند، تا از آن دور نباشند.///و بهشت براى پرهیزگاران نزدیک آورده شود و دور نباشد///و بهشت را براى پرهیزگاران نزدیک گردانند، بى‌آنکه دور باشد.///و بهشت را براى تقواپیشگان نزدیک می‌آورند و فاصله‌اى از آنان ندارد.///و بهشت را برای اهل تقوا نزدیک آرند تا هیچ دور از آن نباشند (و رنج حرکت نکشند).///و بهشت برای پرهیزگاران نزدیک آورده شود و دور نباشد///(در آن روز) بهشت را به پرهیزگاران نزدیک می‌کنند، و فاصله‌ای از آنان ندارد!///و جایگاه شد بهشت برای پرهیزکاران نه دور///و بهشت برای پرهیزگاران با آرایشی (ویژه) نزدیک آورده شد، حال آنکه دور (هم) نیست. quran_en_fa (A voice will say:) "This is what was promised for you,- for every one who turned (to Allah) in sincere repentance, who kept (His Law), [به آنان می‌گویند:] این همان است که [در دنیا] وعده داده می‌شدید [این جایگاه رفیع] برای هر کسی است که [در دنیا به سوی خدا] باز می‌گشته [و] حافظ و نگهبان [عهد، پیمان الهی و حقوق خدا و مردم] بوده است.///[به آنان می‌گویند:] این همان است که [در دنیا] وعده داده می‌شدید [این جایگاه رفیع] برای هر کسی است که [در دنیا به سوی خدا] باز می‌گشته [و] حافظ و نگهبان [عهد، پیمان الهی و حقوق خدا و مردم] بوده است.///این همان چیزى است که به هر توبه‌کننده پرهیزگارى وعده‌اش داده بودند.///[و به آنها گفته شود:] این است آنچه نوید داده مى‌شدید، براى هر توبه کار نگهدارنده [ى حدود خدا]/// [و به آنان گویند:] این همان است که وعده یافته‌اید [و] براى هر توبه‌کار نگهبان [حدود خدا] خواهد بود:///[به آنان می‌گویند:] این است آنچه به شما وعده داده مى‌شد. [این پاداش] براى هر کسى است که [در دنیا به سوى خدا] بازگشته [و] حافظ و نگهبان [حدود الهى] بوده است.///این بهشت همان است که وعده داده شدید، برای هر بنده‌ای که به درگاه خدا بازگشته و نفس را (از حرام) نگه داشت.///این همان است که به شما وعده داده شده است، [و] خاص هر توبه کار [ادب‌] نگاه دار///این چیزی است که به شما وعده داده می‌شود، و برای کسانی است که بسوی خدا بازمی‌گردند و پیمانها و احکام او را حفظ می‌کنند،///این است آنچه وعده داده شوید برای هر بازگشت‌کننده نگهدارنده‌///(و به آنان گویند:) «این همان است که وعده داده می‌شوید (و) برای هر بسیار راهوار (سوی خدا و) نگهدار (حدود خدا) است.» quran_en_fa "Who feared (Allah) Most Gracious Unseen, and brought a heart turned in devotion (to Him): همان کسی که در نهان از [خدای] رحمان می‌ترسید و دلی رجوع کننده [به سوی خدا] آورده است؛///همان کسی که در نهان از [خدای] رحمان می‌ترسید و دلی رجوع کننده [به سوی خدا] آورده است؛///آنهایى را که در نهان از خداى رحمان مى‌ترسند و با دلى توبه‌کار آمده‌اند،///آن که در نهان از خداى بخشاینده ترسید و با قلبى مطیع و رام پیش آمد///آنکه در نهان از خداى بخشنده بترسد و با دلى توبه‌کار [باز] آید.///آن که در نهان از [خداى] رحمان ترسید و با دلى بازگشت‌کننده [به سوى خدا] آمد.///آن کس که از خدای مهربان در باطن ترسید و با قلب خاشع و نالان به درگاه او باز آمد.///همان کسی که به نادیده از خداوند رحمان بیمناک باشد، و دلی پرانابت پیش آورد///آن کس که از خداوند رحمان در نهان بترسد و با قلبی پرانابه در محضر او حاضر شود!///آنکه بترسد خدای مهربان را به نهان و بیاید با دلی بازگشت‌کننده‌///کسی که (خدای) رحمان را به پنهان هراس داشت و با دلی پیاپی بازگشت‌کننده‌ی سوی خدا آمد. quran_en_fa "Enter ye therein in Peace and Security; this is a Day of Eternal Life!" به سلامت در آن وارد شوید، امروز روز جاودانگی است///به سلامت در آن وارد شوید، امروز روز جاودانگی است///گویند: در امان از هر عذابى به بهشت داخل شوید. این روز، روز جاودانى است.///به سلامت وارد [بهشت‌] شوید که این، روز جاودانگى است///به سلامت [و شادکامى‌] در آن درآیید [که‌] این روز جاودانگى است.///به سلامت وارد بهشت شوید! این روز جاودانگى است.»///در آن بهشت با تحیت و سلام حق در آیید که این روز دخول ابدی در بهشت جاودانی است.///[گوییم‌] به سلامت [و امن و امان‌] وارد آن [بهشت‌] شوید، این روز [آغاز] جاودانگی است‌///(به آنان گفته می‌شود:) بسلامت وارد بهشت شوید، امروز روز جاودانگی است!///درآئید در آن به سلامی این است روز جاودانی‌///«به سلامتی (و شادکامی) در آن درآی (که) این روز جاودانگی است.» quran_en_fa There will be for them therein all that they wish,- and more besides in Our Presence. در آنجا هرچه بخواهند برای آنان فراهم است، و نزد ما [نعمت‌های] بیشتری است.///در آنجا هرچه بخواهند برای آنان فراهم است، و نزد ما [نعمت‌های] بیشتری است.///در آنجا هر چه بخواهند هست و بیشتر از آن نزد ما هست.///برایشان هر چه بخواهند در آن جا موجود است و نزد ما بیشتر نیز هست. ستم کننده، ظلم پیشه. عبید جمع عبد: بندگان. نقول: مى‌گوییم. امتلأت: پر شدى. هل من مزید: آیا افزون بر این هم هست. ازلفت: نزدیک گردانده شد. توعدون (وعد): وعده داده مى‌شوید. اواب (اوب): تو///هر چه بخواهند در آنجا دارند، و پیش ما فزونتر [هم‌] هست.///براى اهل بهشت در آنجا هر چه بخواهند آماده است و نزد ما [نعمت‌های] افزون‌تری هست.///بر آن بندگان در آنجا هر چه بخواهند مهیاست و باز افزون‌تر از آن نزد ما خواهد بود.///در آنجا ایشان راست هر چه خواهند، و نزد ما افزونتر هم هست‌///هر چه بخواهند در آنجا برای آنها هست، و نزد ما نعمتهای بیشتری است (که به فکر هیچ کس نمی‌رسد)!///آنان را است هر چه خواهند در آن و نزد ما است فزونی‌///هر چه بخواهند در آنجا برایشان (آماده) است و پیش ما فزون‌تر (از خواستارشان) است. quran_en_fa But how many generations before them did We destroy (for their sins),- stronger in power than they? Then did they wander through the land: was there any place of escape (for them)? و چه بسیار اقوامی را که پیش از آنان هلاک کردیم که از آنان نیرومندتر بودند، و [با نیرویشان] به سرزمین‌ها رفتند [و آنها را فتح کردند]، آیا توانستند [از عذاب و هلاکت] گریزگاهی بیابند؟///و چه بسیار اقوامی را که پیش از آنان هلاک کردیم که از آنان نیرومندتر بودند، و [با نیرویشان] به سرزمین‌ها رفتند [و آنها را فتح کردند]، آیا توانستند [از عذاب و هلاکت] گریزگاهی بیابند؟///پیش از آنها چه مردمى را که نیرومندتر بودند و در شهرها سیر و جستجو مى‌کردند، به هلاکت آورده‌ایم. آیا راه گریزى هست؟///و چه بسیار نسل‌هایى را که پیش از ایشان (اهل مکه) هلاک نمودیم که از آنها قوى‌تر بودند و در شهرها رخنه کردند. آیا [از قدرت خدا] گریزى هست///و چه بسا نسلها که پیش از ایشان هلاک کردیم که [بس‌] نیرومندتر از اینان بودند و در شهرها پرسه زده بودند [اما سرانجام‌] مگر گریزگاهى بود؟///و پیش از اینان چه بسیار نسل‌هایى را نابود کردیم که نیرومندتر از ایشان بودند و [با قدرت خود و کشورگشایى،] به شهرها نفوذ کردند. آیا [براى آنان] راه گریزى بود؟///و چقدر طوایفی را پیش از اینان ما هلاک کردیم که با قهر و قوت‌تر از اینان بودند و در هر دیار راه جستند. آیا هیچ راه نجاتی یافتند؟///و چه بسیار پیش از آنان نسلهایی را نابود کردیم که از ایشان دراز دست‌تر بودند، که در گوشه و کنار شهرها جستجو کردند که آیا گریزگاهی هست‌///چه بسیار اقوامی را که پیش از آنها هلاک کردیم، اقوامی که از آنان قویتر بودند و شهرها (و کشورها) را گشودند؛ آیا راه فراری (از عذاب الهی) وجود دارد!///و بسا نابود ساختیم پیش از ایشان قرنی که بودند سخت‌تر از ایشان در نیرو پس کاویدند در شهرها آیا هست گریزگاهی‌///و چه بسیار نسل‌هایی را پیش از ایشان هلاک کردیم (که) ایشان حمله‌ورتر از اینان بودند. پس در شهرها پرسه‌ای زده بودند. (اما سرانجام) مگر گریزگاهی هست‌؟ quran_en_fa Verily in this is a Message for any that has a heart and understanding or who gives ear and earnestly witnesses (the truth). بی تردید در سرگذشت پیشینیان مایه پند و عبرتی است برای کسی که نیروی تعقل دارد، یا با تأمل و دقت [به سرگذشت‌ها] گوش فرا می‌دهد در حالی که حاضر به شنیدن و فراگیری شنیده‌های خود باشد.///بی تردید در سرگذشت پیشینیان مایه پند و عبرتی است برای کسی که نیروی تعقل دارد، یا با تأمل و دقت [به سرگذشت‌ها] گوش فرا می‌دهد در حالی که حاضر به شنیدن و فراگیری شنیده‌های خود باشد.///در این سخن براى صاحبدلان یا آنان که با حضور گوش فرا مى‌دارند، اندرزى است.///قطعا در این [عقوبت‌ها] براى آن کس که صاحب دل است یا با حضور قلب گوش فرا مى‌دهد عبرتى است///قطعا در این [عقوبتها] براى هر صاحبدل و حق نیوشى که خود به گواهى ایستد، عبرتى است.///در این [نابودی سرکشان]، پندى است براى کسى که دلى [بیدار] دارد، یا با حضور قلب، [به حقایق] گوش فرادهد.///در این هلاک پیشینیان پند و تذکر است آن را که قلب هوشیاری داشته باشد یا گوش فرا دهد و توجه کامل کند و گواهی دهد.///بی‌گمان در این برای کسی که صاحبدل باشد یا سمع قبول داشته و شاهد باشد، پندآموزی است‌///در این تذکری است برای آن کس که عقل دارد، یا گوش دل فرادهد در حالی که حاضر باشد!///همانا در این است یادآوریی برای هر که وی را دلی است یا گوش فرا دهد حالی که او است گواه‌///همانا در این (عقوبت‌ها) برای هر که دلی داشته و گوش (دل برای دریافت حق) افکنده - در حالی که خود هم گواه است- بی‌گمان یادواره‌ای (درخشان) است. quran_en_fa We created the heavens and the earth and all between them in Six Days, nor did any sense of weariness touch Us. همانا ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفریدیم، و هیچ رنج و درماندگی به ما نرسید.///همانا ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفریدیم، و هیچ رنج و درماندگی به ما نرسید.///ما آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفریدیم و هیچ خستگى بما نرسید.///و همانا آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آن دو است در شش روز آفریدیم و ما را هیچ ضعف و خستگى نرسید [پس چگونه زنده کردن مردگان سخت باشد]///و در حقیقت، آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است در شش هنگام آفریدیم و احساس ماندگى نکردیم.///و به راستی ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آنهاست، در شش روز [و دوران] آفریدیم و هیچ رنج و خستگى به ما نرسید.///و همانا ما آسمانها و زمین و آنچه بین آنهاست همه را در شش روز آفریدیم و هیچ رنج و خستگی به ما نرسید.///و به راستی که آسمانها و زمین و مابین آنها را در شش روز آفریدیم و به ما ماندگی نرسید///ما آسمانها و زمین و آنچه را در میان آنهاست در شش روز [= شش دوران‌] آفریدیم، و هیچ گونه رنج و سختی به ما نرسید! (با این حال چگونه زنده‌کردن مردگان برای ما مشکل است؟!)///و همانا آفریدیم آسمانها و زمین و آنچه را میان آنها است در شش روز و نرسید ما را خستگی‌///به‌راستی ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آن دو است بی‌چون در شش روز [: زمان] آفریدیم. و هرگز ما را هیچ‌گونه خستگی لمس نکرد. quran_en_fa Bear, then, with patience, all that they say, and celebrate the praises of thy Lord, before the rising of the sun and before (its) setting. پس [بر آزار مشرکان] شکیبا باش، و پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب آن پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی،///پس [بر آزار مشرکان] شکیبا باش، و پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب آن پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی،///در برابر آنچه مى‌گویند، پایدارى کن. و در ستایش پروردگارت پیش از برآمدن آفتاب و پیش از غروب آن تسبیح گوى.///پس بر آنچه مى‌گویند صبر کن، و پیش از برآمدن آفتاب و قبل از غروب به ستایش پروردگارت تسبیح گوى///و بر آنچه مى‌گویند صبر کن، و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از غروب، به ستایش پروردگارت تسبیح گوى.///پس بر آنچه [مخالفان] مى‌گویند، شکیبا باش! و پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب، پروردگارت را با سپاس و ستایش، تسبیح گوى!///پس تو (ای رسول) بر آنچه می‌گویند (و می‌کنند از آزار و تکذیب) صبر کن (تا ما آنها را کیفر دهیم) و به حمد و ستایش خدایت تسبیح‌گو پیش از طلوع خورشید (به نماز صبح) و پیش از غروب آن (به نماز ظهر و عصر).///پس بر آنچه می‌گویند شکیبایی‌ورز و سپاسگزارانه پروردگارت را پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب [آن‌] تسبیح گوی‌///در برابر آنچه آنها می‌گویند شکیبا باش، و پیش از طلوع آفتاب و پیش از غروب تسبیح و حمد پروردگارت را بجا آور،///پس شکیبا شو بر آنچه گویند و تسبیح گوی به سپاس پروردگار خویش پیش از برآمدن خورشید و پیش از فرورفتن‌///پس بر آنچه می‌گویند صبر کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از غروب با ستایش پروردگارت تسبیح گوی. quran_en_fa And during part of the night, (also,) celebrate His praises, and (so likewise) after the postures of adoration. و در پاره‌ای از شب و نیز پس از سجده‌ها خدا را تسبیح گوی،///و در پاره‌ای از شب و نیز پس از سجده‌ها خدا را تسبیح گوی،///و نیز در پاره‌اى از شب و بعد از هر سجده او را تسبیح گوى.///و پاسى از شب و در پى سجده‌ها [و نمازها] او را تسبیح گوى///و پاره‌اى از شب و به دنبال سجود [به صورت تعقیب و نافله‌] او را تسبیح گوى.///و پاره‌اى از شب را به تسبیح او بپرداز و پس از سجده‌ها [نیز خدا را تسبیح گوى].///و باز برخی از شب را (به نماز مغرب و عشاء) و هم در عقب سجده‌ها به تسبیح خدا پرداز.///و در شب و به دنباله سجده [و نماز واجب‌] نیز او را نیایش کن‌///و در بخشی از شب او را تسبیح کن، و بعد از سجده‌ها!///و از شب پس تسبیح گوی او را و از پس سجده‌ها///و پاره‌ای از شب و به دنباله‌های سجود او را تسبیح گوی. quran_en_fa And listen for the Day when the Caller will call out from a place quiet near,- و گوش فرا ده روزی که ندا دهنده از جایی نزدیک ندا می‌دهد.///و گوش فرا ده روزی که ندا دهنده از جایی نزدیک ندا می‌دهد.///و آنگاه که منادى از مکانى نزدیک ندا مى‌دهد گوش فرادار.///و روزى که منادى از مکانى نزدیک ندا مى‌دهد، گوش فرا دار///و روزى که منادى از جایى نزدیک ندا درمى‌دهد، به گوش باش.///و گوش فرا ده و منتظر روزى باش که منادى از مکانی نزدیک ندا مى‌دهد.///و به ندای منادی حق (اسرافیل) روزی که از مکان نزدیک (مردگان را برای زنده شدن) ندا کند گوش فرا دار (که هم اکنون به گوش دلت ندای او را بشنوی).///و گوش بدار روزی را که منادی از جایی نزدیک ندا در دهد///و گوش فرا ده و منتظر روزی باش که منادی از مکانی نزدیک ندا می‌دهد،///و گوش فرا دار به روزی که بانگ دهد بانگ‌دهنده از جایگاهی نزدیک‌///و روزی که منادی از جایی نزدیک ندا در دهد، به‌گوش (و به‌هوش) باش. quran_en_fa The Day when they will hear a (mighty) Blast in (very) truth: that will be the Day of Resurrection. روزی که [همگان] صیحه و فریاد را به حق و درستی می‌شنوند [و] آن روز، روز بیرون آمدن [از قبرها] ست.///روزی که [همگان] صیحه و فریاد را به حق و درستی می‌شنوند [و] آن روز، روز بیرون آمدن [از قبرها] ست.///روزى که آن آواز سهمناک را به حق مى‌شنوند، آن روز، روز بیرون‌شدن از گور است.///روزى که صیحه [ى رستاخیز] را به حق مى‌شنوند. آن [روز] روز بیرون شدن [از قبرها] است///روزى که فریاد [رستاخیز] را به حق مى‌شنوند، آن [روز] روز بیرون آمدن [از زمین‌] است.///روزى که آن صیحه‌ی راستین را [از صور اسرافیل] بشنوند. آن روز، روز رستاخیز است.///روزی که خلق آن صیحه به حق را بشنوند آن روز هنگام خروج (از قبرها) است.///روزی که صیحه را به حق بشنوند، آنگاه روز رستاخیز است‌///روزی که همگان صیحه رستاخیز را بحق می‌شنوند؛ آن روز، روز خروج (از قبرها) است!///روزی که شنوند خروش را به حق آن است روز برون آمدن‌///روزی که فریاد رستاخیز [: جان‌خواه] را بحق می‌شنوند، آن (روز)، روز بیرون آمدن (از گورستان مرگ به آستانه‌ی زندگی) است. quran_en_fa Verily it is We Who give Life and Death; and to Us is the Final Goal- بی تردید ماییم که زنده می‌کنیم و می‌میرانیم، و بازگشت به سوی ماست.///بی تردید ماییم که زنده می‌کنیم و می‌میرانیم، و بازگشت به سوی ماست.///ما زنده مى‌کنیم و مى‌میرانیم و بازگشت نزد ماست.///البته ماییم که زنده مى‌کنیم و مى‌میرانیم و بازگشت [همه‌] به سوى ماست///ماییم که خود، زندگى مى‌بخشیم و به مرگ مى‌رسانیم و برگشت به سوى ماست.///ماییم که زنده مى‌کنیم و مى‌میرانیم و بازگشت [همه] به سوى ماست.///البته ما خلق را زنده ساخته و می‌میرانیم و بازگشت همه به سوی ماست.///بی‌گمان ماییم که زنده می‌داریم و می‌میرانیم و سرانجام [همه چیز] به سوی ماست‌///ماییم که زنده می‌کنیم و می‌میرانیم، و بازگشت تنها بسوی ماست!///همانا ما زنده کنیم و بمیرانیم و بسوی ما است بازگشت‌///بی‌گمان ما (هم) آنیم که خود زنده می‌کنیم و (هم‌) خود می‌میرانیم و همه‌ی برگشت‌ها تنها سوی ماست. quran_en_fa The Day when the Earth will be rent asunder, from (men) hurrying out: that will be a gathering together,- quite easy for Us. روزی که زمین از [روی اجساد] آنان در حالی که [از قبرها بیرون آمده] شتابان [به سوی ندا کننده خود بروند] بشکافد؛ این گردآوردنشان از گورها [وحاضر کردنشان در قیامت] بر ما آسان است.///روزی که زمین از [روی اجساد] آنان در حالی که [از قبرها بیرون آمده] شتابان [به سوی ندا کننده خود بروند] بشکافد؛ این گردآوردنشان از گورها [وحاضر کردنشان در قیامت] بر ما آسان است.///روزى که زمین بشکافد و آنها به شتاب بیرون آیند. و این گرد آورى براى ما آسان است.///روزى که زمین به سرعت از [روى‌] آنها بشکافد [و از قبرها خارج گردند]. این گردآوردنى است که بر ما آسان است///روزى که زمین به سرعت از [اجساد] آنان جدا و شکافته مى‌شود؛ این حشرى است که بر ما آسان خواهد بود.///روزى که زمین به سرعت از روى [اجساد] آنان شکافته شود. [و از گورها بیرون آیند.] این حشر [و گردآوری همه انسان‌ها] بر ما آسان است.///روزی که زمین از (احاطه بر) آنها بشکافد و همه (به عرصه قیامت) بشتابند و این جمع‌آوری خلق بر ما سهل و آسان باشد.///روزی که زمین شتابان بر آنان بشکافد [و از گورها بیرون آیند] این [هنگام‌] حشر است که [اقامه آن‌] بر ما آسان است‌///روزی که زمین به سرعت از روی آنها شکافته می‌شود و (از قبرها) خارج می‌گردند؛ و این جمع کردن برای ما آسان است!///روزی که بشکافد زمین از ایشان شتابندگان آن است برانگیختنی بر ما آسان‌///روزی که زمین به سرعت از (اجساد) آنان جدا و شکافته می‌شود. این گردآوری برما آسان است. quran_en_fa We know best what they say; and thou art not one to overawe them by force. So admonish with the Qur'an such as fear My Warning! ما به آنچه [دشمنان لجوج بر ضد حقایق] می‌گویند، داناتریم و تو را بر آنان تسلطی نیست [که به قبول حقایق وادارشان کنی]؛ پس به وسیله قرآن کسانی را که از تهدید من می‌ترسند، بیم ده.///ما به آنچه [دشمنان لجوج بر ضد حقایق] می‌گویند، داناتریم و تو را بر آنان تسلطی نیست [که به قبول حقایق وادارشان کنی]؛ پس به وسیله قرآن کسانی را که از تهدید من می‌ترسند، بیم ده.///ما به آنچه مى‌گویند داناتریم و تو به آنها زور نمى‌گویى. پس هر که را از وعده عذاب من مى‌ترسد به قرآن اندرز ده.///ما بهتر مى‌دانیم چه مى‌گویند، و تو مأمور اجبار آنها [به ایمان‌] نیستى، پس به وسیله‌ى قرآن هر کس را که از تهدید من مى‌ترسد متذکر ساز///ما به آنچه مى‌گویند داناتریم، و تو به زور وادارنده آنان نیستى؛ پس به [وسیله‌] قرآن هر که را از تهدید [من‌] مى‌ترسد پند ده.///ما به آنچه [مخالفان] مى‌گویند، آگاه‌تریم و تو بر آنان چیره نیستى، [تا آنان را با زور به راه راست درآورى.] پس هر که را از وعده‌ی عذاب من مى‌ترسد، با قرآن پند بده!///ما به گفتار مردم (مغرض نادان) داناتریم و تو بر آن مردم، جبار و مسلط نیستی (تو رسول حقی) پس آن کس را که از وعده عذاب قیامت من ترسان است به آیات قرآن متذکر ساز.///ما به آنچه می‌گویند آگاه‌تریم و تو زورگوی بر آنان نیستی، پس هر کس را که از وعده عذاب من می‌ترسد، به قرآن پند بده‌///ما به آنچه آنها می‌گویند آگاهتریم، و تو مأمور به اجبار آنها (به ایمان) نیستی؛ پس بوسیله قرآن، کسانی را که از عذاب من می‌ترسند متذکر ساز (وظیفه تو همین است)!///ما داناتریم بدانچه گویند و نیستی تو بر ایشان فرمانده پس یاد آور به قرآن آن را که بترسد از بیم‌دادن من‌///ما بدانچه می‌گویند داناتریم و تو به اجبار وادار کننده‌ی آنان (به ایمان) نیستی. پس با قرآن هر که را از تهدید من می‌ترسد یادآوری کن. quran_en_fa By the (Winds) that scatter broadcast; سوگند به بادهای افشان کننده [که ابرهای باران زا و گرده‌های نرینه و مادینه گیاهان را می‌افشانند.]///سوگند به بادهای افشان کننده [که ابرهای باران زا و گرده‌های نرینه و مادینه گیاهان را می‌افشانند.]///سوگند به بادهایى که خاک مى‌پراکنند.///سوگند به بادهایى که ابر و خاک را مى‌پراکنند///سوگند به بادهاى ذره‌افشان،///سوگند به بادهایى که با شدت چیزها را پراکنده مى‌کنند،///قسم به نفس بادهای عالم که (به امر حق بذرافشانی کنند و تخم نباتات را به هر جا) نیکو بپرا کنند.///سوگند به بادهای پراکنده‌گر///سوگند به بادهایی که (ابرها را) به حرکت درمی‌آورند،///سوگند بپاشندگان پاشیدنی‌///سوگند به نیروهای پراکننده‌، (چه) پراکندنی. quran_en_fa And those that lift and bear away heavy weights; سوگند به ابرهایی که بار سنگین باران را با خود [به نواحی مختلف] حمل می‌کنند.///سوگند به ابرهایی که بار سنگین باران را با خود [به نواحی مختلف] حمل می‌کنند.///سوگند به ابرهاى گرانبار.///و قسم به ابرهاى گرانبار [از باران‌]///و ابرهاى گرانبار،///پس به ابرهاى گران‌بار سوگند،///قسم به ابرها که بار سنگین (باران را به امر حق) به دوش گیرند (تا به هر جا مأمورند فرو بارند).///و به ابرهای سنگین‌بار///سوگند به آن ابرها که بار سنگینی (از باران را) با خود حمل می‌کنند،///پس بردارندگان به سنگینی‌///پس سوگند به بارداران باری سنگین‌، (چه) سنگینی‌ای. quran_en_fa And those that flow with ease and gentleness; و سوگند به کشتی هایی که به آسانی روی آب دریاها روانند.///و سوگند به کشتی هایی که به آسانی روی آب دریاها روانند.///سوگند به کشتیهایى که به آسانى روانند،///و قسم به کشتى‌ها که به آسانى روانند///و سبک سیران،///پس به کشتى‌هایى که به آسانى در حرکتند، سوگند،///قسم به کشتی‌ها که آسان (به روی آب) روان شوند.///و به کشتیهای آسان گذار///و سوگند به کشتیهایی که به آسانی به حرکت درمی‌آیند،///پس روندگان به آسانی‌///پس سوگند به روانان به آسانی. quran_en_fa And those that distribute and apportion by Command;- و سوگند به فرشتگانی که [به امر خدا] کارها را [برای تدبیر امور هستی میان خود] تقسیم می‌کنند،///و سوگند به فرشتگانی که [به امر خدا] کارها را [برای تدبیر امور هستی میان خود] تقسیم می‌کنند،///و سوگند به فرشتگانى که تقسیم‌کننده کارهایند.///و سوگند به [فرشتگان‌] تقسیم کننده‌ى کار///و تقسیم‌کنندگان کار [ها]،///پس به فرشتگانى که [به امر خدا] کارها را تقسیم مى‌کنند، سوگند،///قسم به فرشتگان که کار جهانیان را (به اذن خدا) قسمت کنند.///و به فرشتگان تقسیم‌گر کار///و سوگند به فرشتگانی که کارها را تقسیم می‌کنند،///پس بخش‌کنندگان کار///پس قسمت‌کنندگان امری [: کار یا فرمان و یا چیزی]. quran_en_fa Verily that which ye are promised is true; که بی تردید آنچه را [از اوضاع و احوال روز جزا] به شما وعده می‌دهند، راست ویقینی است.///که بی تردید آنچه را [از اوضاع و احوال روز جزا] به شما وعده می‌دهند، راست ویقینی است.///که آنچه شما را وعده مى‌دهند راست است،///که آنچه وعده داده مى‌شوید حتما راست است///که آنچه وعده داده شده‌اید راست است،///آنچه به شما وعده مى‌دهند، قطعا راست است.///قسم به اینان که آنچه شما را وعده دادند همه صدق و حقیقت است.///که همانا آنچه به شما وعده داده‌اند راست و درست است‌///(آری سوگند به همه اینها) که آنچه به شما وعده شده قطعا راست است؛///که آنچه وعده داده شوید همانا راست است‌///همواره آنچه (به آن) وعده داده شده‌اید همانا راست است. quran_en_fa And verily Judgment and Justice must indeed come to pass. وقطعا [روز] جزا واقع خواهد شد.///وقطعا [روز] جزا واقع خواهد شد.///و روز جزا آمدنى است.///و [روز] پاداش حتما واقع شدنى است///و [روز] پاداش واقعیت دارد.///و حتما [روز] جزا واقع‌شدنى است.///و البته جزای اعمال، روزی واقع خواهد گردید.///و جزا [ی اخروی‌] واقعی است‌///و بی‌شک (رستاخیز) و جزای اعمال واقع‌شدنی است!///و هر آینه دین است واقع‌///و (روز) بروز طاعت و معصیت همانا روی‌دادنی است. quran_en_fa By the Sky with (its) numerous Paths, و سوگند به آسمان که داری اعتدال و زیبایی و آراستگی است؛///و سوگند به آسمان که داری اعتدال و زیبایی و آراستگی است؛///و سوگند به آسمان که آراسته به ستارگان است،///سوگند به آسمان که داراى مسیرها و زینت‌هاست///سوگند به آسمان مشبک،///سوگند به آسمان داراى راه‌هاى بسیار،///قسم به آسمان که در آن راههای بسیار است.///و سوگند به آسمان تو بر تو///قسم به آسمان که دارای چین و شکنهای زیباست،///سوگند به آسمان تو در تو///قسم به آسمان (که) دارای راه‌هاست؛ quran_en_fa Truly ye are in a doctrine discordant, که شما [در رابطه با قرآن و حقایقی که قرآن با دلیل و برهان اثبات می‌کند] در گفتاری متناقض و گوناگون هستید.///که شما [در رابطه با قرآن و حقایقی که قرآن با دلیل و برهان اثبات می‌کند] در گفتاری متناقض و گوناگون هستید.///که شما سخن گونه‌گون مى‌گویید.///که شما [در مورد پیام‌هاى قرآن‌] در گفتارى مختلف و گوناگونید///که شما [درباره قرآن‌] در سخنى گوناگونید.///که شما [درباره‌ی قرآن‌] در گفتاری گوناگون [سرگردان] هستید.///که شما (مردم نادان) در اختلاف سخن باز ماندید (و حقیقت قرآن و رسول حق را نیافته شعر و سحر و ساحرش خواندید).///که شما سخنهای گوناگون پیش آرید///که شما (درباره قیامت) در گفتاری مختلف و گوناگونید!///شمائید همانا در گفتاری گوناگون‌///همانا شما (درباره‌ی رستاخیز) در (ژرفای) سخنی گوناگونید. quran_en_fa Through which are deluded (away from the Truth) such as would be deluded. از قرآن [به باطل] منحرف می‌شود کسی که [از خیر و سعادت] منحرف شده است.///از قرآن [به باطل] منحرف می‌شود کسی که [از خیر و سعادت] منحرف شده است.///از حق منصرف گردد آن که منصرفش خواسته‌اند.///کسى از [ایمان به‌] آن منحرف مى‌شود که [از حق‌] منحرف شده باشد/// [بگوى‌] تا هر که از آن برگشته، برگشته باشد.///هر که [از حق] منصرف گشت، به انحراف کشیده خواهد شد.///از این قرآن هر که را شایسته فهم آن نبود هم آخر روگردان کنند.///هر کس که از پیش، باز گردانده شده است از [ایمان به‌] آن باز گردانده شود///(تنها) کسی از ایمان به آن منحرف می‌شود که از قبول حق سرباز می‌زند!///به دروغ رانده شود از آن آن که به دروغ رانده شود///هر که از آن به دروغ برگردانده شود، (بخت‌) برگشته است. quran_en_fa Woe to the falsehood-mongers,- مرگ بر دروغ پردازان [که بدون دلیل و به ناحق درباره قرآن و حقایقش سخن پراکنی می‌کنند.]///مرگ بر دروغ پردازان [که بدون دلیل و به ناحق درباره قرآن و حقایقش سخن پراکنی می‌کنند.]///مرگ باد بر آن دروغگویان:///مرگ بر دروغپردازان///مرگ بر دروغپردازان!///مرگ بر دروغ‌پردازان!///کشته باد و نابود آنان که دروغ بندند (و قرآن را سحر و فسانه برخوانند).///مرگ بر دروغ زنان‌///کشته باد دروغگویان (و مرگ بر آنها)!///کشته شود دروغ‌پردازان‌///مرگ بر دروغ‌پردازان [: دروغ‌پردازان کشته شده‌اند]. quran_en_fa Those who (flounder) heedless in a flood of confusion: همانان که در جهالتی عمیق و فراگیر در بی خبری و غفلتی سنگین فرو رفته‌اند!///همانان که در جهالتی عمیق و فراگیر در بی خبری و غفلتی سنگین فرو رفته‌اند!///آنان که به غفلت در جهل فرومانده‌اند.///همانان که در گرداب جهالت فرو رفته و بى‌خبرند///همانان که در ورطه نادانى بى‌خبرند.///آنان که در بى‌خبرى و غفلت غرقند.///آنان که در ضلالت و غفلت زیستند.///کسانی که در بی‌خبری فراموشکارند///همانها که در جهل و غفلت فرو رفته‌اند،///آنان که ایشانند در گردابی (یا فرورفتگی) فراموش‌کنان‌///کسانی که در ورطه‌ (ی نادانی) سهوناکند. quran_en_fa They ask, "When will be the Day of Judgment and Justice?" [همواره] می‌پرسند: روز جزا چه زمانی خواهد بود؟///[همواره] می‌پرسند: روز جزا چه زمانی خواهد بود؟///مى‌پرسند روز جزا کى خواهد بود؟///مى‌پرسند: روز جزا چه وقت است///پرسند: «روز پاداش کى است؟»///مى‌پرسند: «روز جزا چه وقت است؟»///باز می‌پرسند که پس این روز جزاکی خواهد بود؟///می‌پرسند که روز جزا چه وقت است‌///و پیوسته سؤال می‌کنند: «روز جزا چه موقع است؟!»///پرسند چه هنگام است روز دین‌///پرسند: «روز بروز طاعت و معصیت کی است‌؟» quran_en_fa (It will be) a Day when they will be tried (and tested) over the Fire! همان روزی است که آنان را در آتش می‌سوزانند.///همان روزی است که آنان را در آتش می‌سوزانند.///روزى است که بر آتش، عذابشان مى‌کنند.///روزى که آنها بر آتش [عذاب‌] عقوبت مى‌شوند///همان روز که آنان بر آتش، عقوبت [و آزموده‌] شوند.///روزى است که آنها بر آتش سوزانده مى‌شوند.///آن روز خواهد بود که آنها را به آتش بسوزانند و معذب کنند.///روزی که ایشان بر آتش [دوزخ‌] عذاب کرده شوند///(آری) همان روزی است که آنها را بر آتش می‌سوزانند!///روزی که ایشان بر آتش آزموده شوند///همان روزی که آنان بر آتش بس آزموده شوند. quran_en_fa "Taste ye your trial! This is what ye used to ask to be hastened!" [و به آنان گویند:] عذابتان را بچشید، این همان عذابی است که [از روی ریشخند] شتاب در آمدنش را می‌خواستید.///[و به آنان گویند:] عذابتان را بچشید، این همان عذابی است که [از روی ریشخند] شتاب در آمدنش را می‌خواستید.///عذاب خود را بچشید: این است آن چیزى که به شتاب مى‌طلبیدید.///عذابتان را بچشید، این همان است که بدان عجله مى‌کردید///عذاب [موعود] خود را بچشید، این است همان [بلایى‌] که با شتاب خواستار آن بودید.///[به آنان گفته مى‌شود:] «عذابتان را بچشید! این همان عذابى است که [از روى تمسخر] به آن شتاب داشتید.»///(و خطاب قهر کنند که) اینک بچشید کیفر خود را، این همان عذابی است که خود به تعجیل می‌خواستید.///همین عذابتان را، که به شتابش می‌خواستید، بچشید///(و گفته می‌شود:) بچشید عذاب خود را، این همان چیزی است که برای آن شتاب داشتید!///بچشید آزمایش خود را این است آنچه بودید بدان می‌شتافتید///(و به آنان گفته شود:) «فتنه و آشوب خود را بچشید. این است همان (بلایی) که با شتاب خواستار آن بوده‌اید.» quran_en_fa As to the Righteous, they will be in the midst of Gardens and Springs, بی تردید پرهیزکاران در بهشت‌ها و چشمه سارهایند.///بی تردید پرهیزکاران در بهشت‌ها و چشمه سارهایند.///پرهیزگاران در باغها و کنار چشمه‌ساران باشند.///همانا پرهیزگاران در باغ‌ها و چشمه‌سارانند///پرهیزگاران در باغها و چشمه سارانند.///پرهیزکاران در باغ‌ها و [کنار] چشمه‌سارانند.///(آن روز) متقیان همه در بهشت و بر لب چشمه‌های آب غنوده‌اند.///پرهیزگاران در بوستانها و چشمه‌سارانند///به یقین، پرهیزگاران در باغهای بهشت و در میان چشمه‌ها قرار دارند،///همانا پرهیزکارانند در باغهائی و چشمه‌هائی‌///پرهیزگاران بی‌گمان در باغستان‌ها و چشمه‌سارانند. quran_en_fa Taking joy in the things which their Lord gives them, because, before then, they lived a good life. آنچه را پروردگارشان به آنان عطا کرده دریافت می‌کنند؛ زیرا که آنان پیش از این همواره نیکوکار بودند.///آنچه را پروردگارشان به آنان عطا کرده دریافت می‌کنند؛ زیرا که آنان پیش از این همواره نیکوکار بودند.///آنچه را خدا ارزانیشان داشته است گرفته‌اند. زیرا پیش از آن نیکوکار بودند،///در حالى که آنچه را پروردگارشان به آنها عطا فرموده دریافت مى‌کنند آنها پیش از این نیکوکار بودند///آنچه را پروردگارشان عطا فرموده مى‌گیرند، زیرا که آنها پیش از این نیکوکار بودند.///و آنچه را پروردگارشان به آنان عطا می‌کند، مى‌گیرند. زیرا که آنان پیش از این همواره نیکوکار بودند.///همان نعمتها که خدایشان به آنها عطا کند فراگیرند چرا که پیش از آن مردمی نیکوکار بودند.///آنچه پروردگارشان به ایشان بخشیده است پذیرا هستند، که ایشان پیش از این نیکوکار بودند///و آنچه پروردگارشان به آنها بخشیده دریافت می‌دارند، زیرا پیش از آن (در سرای دنیا) از نیکوکاران بودند!///گیرندگانند آنچه را دهدشان پروردگارشان همانا ایشان بودند پیش از این نکوکاران‌///حال آنکه آنچه را پروردگارشان به آنان عطا فرموده گیرندگانند. بی‌گمان آنان پیش از این نیکوکاران بوده‌اند. quran_en_fa They were in the habit of sleeping but little by night, آنان اندکی از شب را می‌خوابیدند [و بیشتر آن را به عبادت و بندگی می‌گذراندند.]///آنان اندکی از شب را می‌خوابیدند [و بیشتر آن را به عبادت و بندگی می‌گذراندند.]///اندکى از شب را مى‌خوابیدند،///و آنها کمى از شب را مى‌خفتند///و از شب اندکى را مى‌غنودند.///اندکى از شب را مى‌خوابیدند.///از شب اندکی را خواب می‌کردند.///[فقط] اندکی از شب را می‌خفتند///آنها کمی از شب را می‌خوابیدند،///بودند کمی از شب را می‌خوابیدند///و از شب اندکی را می‌غنوده‌اند. quran_en_fa And in the hour of early dawn, they (were found) praying for Forgiveness; و سحرگاهان از خدا درخواست آمرزش می‌کردند.///و سحرگاهان از خدا درخواست آمرزش می‌کردند.///و به هنگام سحر استغفار مى‌کردند،///و در سحرگاهان استغفار مى‌کردند///و در سحرگاهان [از خدا] طلب آمرزش مى‌کردند.///و سحرگاهان، [از خدا] درخواست آمرزش مى‌کردند.///و سحرگاهان از درگاه خدا طلب آمرزش و مغفرت می‌کردند.///و در سحرگاهان استغفار می‌کردند///و در سحرگاهان استغفار می‌کردند،///و در سحرها ایشان آمرزش می‌خواستند///و آنان سحرگاهان (از خدا) پوشش می‌خواهند. quran_en_fa And in their wealth and possessions (was remembered) the right of the (needy,) him who asked, and him who (for some reason) was prevented (from asking). و در اموالشان حقی برای سائل تهیدست و محروم از معیشت بود.///و در اموالشان حقی برای سائل تهیدست و محروم از معیشت بود.///و در اموالشان براى سائل و محروم حقى بود.///و در اموالشان سهمى براى سائل و محروم بود///و در اموالشان براى سائل و محروم حقى [معین‌] بود.///و در دارایى‌هایشان، حقى بود براى نیازمند خواهنده و بینوای درمانده.///و در اموالشان بر فقیر سائل و محروم حقی منظور می‌داشتند.///و در اموالشان سهمی برای سائل و محروم بود///و در اموال آنها حقی برای سائل و محروم بود!///و در مالهای ایشان بهره‌ای برای دریوزه و بینوا بود///و در اموالشان برای سائل و محروم‌، حقی (معلوم) است. quran_en_fa On the earth are signs for those of assured Faith, در زمین برای اهل یقین نشانه هایی [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] ست.///در زمین برای اهل یقین نشانه هایی [بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا] ست.///و در زمین براى اهل یقین عبرتهایى است،///و در زمین براى اهل یقین نشانه‌هایى است///و روى زمین براى اهل یقین نشانه‌هایى [متقاعدکننده‌] است،///و در زمین براى اهل یقین، نشانه‌هایى است،///و (بدانید که) در روی زمین برای اهل یقین ادله‌ای (از قدرت الهی) پدیدار است.///و در زمین مایه‌های عبرتی برای اهل یقین هست‌///و در زمین آیاتی برای جویندگان یقین است،///و در زمین است آیتهائی برای یقین‌دارندگان‌///و در زمین برای اهل یقین نشانه‌هایی است؛ quran_en_fa As also in your own selves: Will ye not then see? و [نیز] در وجود شما [نشانه هایی است] آیا نمی‌بینید؟///و [نیز] در وجود شما [نشانه هایی است] آیا نمی‌بینید؟///و نیز در وجود خودتان. آیا نمى‌بینید؟///و نیز در وجود خودتان. پس آیا نمى‌بینید///و در خود شما؛ پس مگر نمى‌بینید؟///و در [آفرینش] خودتان [نیز نشانه‌هایى است]. پس چرا نمى‌نگرید؟///و هم در نفوس خود شما مردم، آیا نمی‌نگرید؟///و نیز در وجود خودتان آیا [به چشم بصیرت‌] نمی‌نگرید؟///و در وجود خود شما (نیز آیاتی است)؛ آیا نمی‌بینید؟!///و در جانهای شما آیا نمی‌نگرید///و (همچنان) در خودتان. پس مگر نمی‌نگرید؟ quran_en_fa And in heaven is your Sustenance, as (also) that which ye are promised. و رزق شما و آنچه به آن وعده داده می‌شوید، در آسمان است///و رزق شما و آنچه به آن وعده داده می‌شوید، در آسمان است///و رزق شما و هر چه به شما وعده شده در آسمان است.///و روزى شما و آنچه وعده داده مى‌شوید در آسمان است///و روزى شما و آنچه وعده داده شده‌اید در آسمان است.///و روزی شما و آنچه وعده داده مى‌شوید، در آسمان و عالم بالاست.///و روزی شما با همه وعده‌ها که به شما می‌دهند در آسمان است.///و در آسمان مایه روزی شماست و نیز آنچه به شما وعده داده‌اند///و روزی شما در آسمان است و آنچه به شما وعده داده می‌شود!///و در آسمان است روزی شما و آنچه وعده داده شوید///و روزی شما و آنچه (از بهشت) وعده داده می‌شوید در آسمان است. quran_en_fa Then, by the Lord of heaven and earth, this is the very Truth, as much as the fact that ye can speak intelligently to each other. پس سوگند به پروردگار آسمان و زمین که آنچه را که وعده داده می‌شوید، حق و یقینی است، همان گونه که شما [وقت سخن گفتن یقین دارید] سخن می‌گویید.///پس سوگند به پروردگار آسمان و زمین که آنچه را که وعده داده می‌شوید، حق و یقینی است، همان گونه که شما [وقت سخن گفتن یقین دارید] سخن می‌گویید.///پس سوگند به پروردگار آسمانها و زمین که این سخن، آنچنان که سخن مى‌گویید، حتمى است.///پس سوگند به پروردگار آسمان و زمین که این سخن درست مثل این که شما سخن مى‌گویید حق است///پس سوگند به پروردگار آسمان و زمین، که واقعا او حق است همان گونه که خود شما سخن مى‌گویید.///پس به پروردگار آسمان و زمین سوگند که این [سخن] همان گونه که شما سخن مى‌گویید، راستین و واقعی است.///پس به خدای آسمان و زمین قسم که این (وعده و رزق مقدر) به مانند تکلمی که با یکدیگر می‌کنید حق و حقیقت است.///آری، سوگند به پروردگار آسمان و زمین که آن مانند همین که شما سخن می‌گویید، حق است‌///سوگند به پروردگار آسمان و زمین که این مطلب حق است همان گونه که شما سخن می‌گویید!///پس سوگند به پروردگار آسمان و زمین که همانا آن است حق مانند آنچه شما سخن گوئید///پس سوگند به پروردگار آسمان و زمین، که بی‌گمان آن حق است؛ همان‌گونه که خود شما (به روشنی) سخن می‌گویید. quran_en_fa Has the story reached thee, of the honoured guests of Abraham? آیا خبر مهمانان ارجمند و بزرگوار ابراهیم به تو رسیده است؟///آیا خبر مهمانان ارجمند و بزرگوار ابراهیم به تو رسیده است؟///آیا داستان مهمانان گرامى ابراهیم به تو رسیده است؟///آیا خبر مهمانان ارجمند ابراهیم به تو رسیده است///آیا خبر مهمانان ارجمند ابراهیم به تو رسید؟///[ای پیامبر!] آیا داستان میهمانان گرامى ابراهیم به تو رسیده است؟///آیا حکایت مهمانان گرامی ابراهیم (فرشتگان) به تو رسیده است؟///آیا داستان مهمانان گرامی ابراهیم به تو رسیده است؟///آیا خبر مهمانهای بزرگوار ابراهیم به تو رسیده است؟///آیا رسیدت داستان مهمانان ابراهیم آن گرامیان‌///آیا خبر مهمانان ارجمند و گرامی ابراهیم به تو رسید؟ quran_en_fa Behold, they entered his presence, and said: "Peace!" He said, "Peace!" (and thought, "These seem) unusual people." زمانی که بر او وارد شدند، پس سلام گفتند. گفت: سلام، [شما] مردمی ناشناسید!///زمانی که بر او وارد شدند، پس سلام گفتند. گفت: سلام، [شما] مردمی ناشناسید!///آنگاه که نزد او آمدند و گفتند: سلام. گفت: سلام، شما مردمى ناشناخته‌اید.///آن‌گاه که بر او وارد شدند پس گفتند سلام [بر تو]. گفت: سلام! [بر شما که‌] گروهى ناشناسید///چون بر او درآمدند؛ پس سلام گفتند. گفت: «سلام، مردمى ناشناسید.»///آن‌گاه که بر او وارد شدند، و گفتند: «سلام [بر تو]!» [ابراهیم در پاسخ] گفت: «سلام [بر شما که] گروهى ناشناسید.»///هنگامی که بر او وارد شدند و سلام گفتند و او جواب سلام گفت و فرمود که شما مردمی ناشناس می‌باشید.///که چون بر او وارد شدند گفتند سلام، گفت سلام [بر شما] [و در دل گفت ایشان‌] گروهی ناشناخته‌ [اند]///در آن زمان که بر او وارد شدند و گفتند: «سلام بر تو!» او گفت: «سلام بر شما که جمعیتی ناشناخته‌اید!»///هنگامی که بر او درآمدند پس گفتند سلامی پس گفت سلامی گروهی ناشناختگان‌///چون بر او درآمدند، پس سلامی گفتند. گفت: «سلام (بر) مردمی ناشناس.» quran_en_fa Then he turned quickly to his household, brought out a fatted calf, پس به سوی خانواده‌اش بازگشت و گوساله‌ای فربه [و بریان شده] آورد.///پس به سوی خانواده‌اش بازگشت و گوساله‌ای فربه [و بریان شده] آورد.///در نهان و شتابان نزد کسان خود رفت و گوساله فربهى آورد.///پس آهسته به سوى خانواده‌ى خویش رفت و گوساله‌اى فربه [و بریان‌] آورد///پس آهسته به سوى زنش رفت و گوساله‌اى فربه [و بریان‌] آورد.///پس پنهانى به سراغ خانواده‌ی خود رفت و گوساله‌ای فربه را [بریان کرد و] آورد.///آن‌گاه پنهانی نزد اهل بیت خود رفت و کباب گوساله فربهی نزد مهمانان باز آورد.///سپس به خانواده‌اش روی کرد، آنگاه گوساله‌ای فربه [و بریان‌] به میان آورد///سپس پنهانی به سوی خانواده خود رفت و گوساله فربه (و بریان شده‌ای را برای آنها) آورد،///پس خزید بسوی خاندان خویش و بیاورد گوساله فربه‌///پس به گونه‌ای پنهان به سوی اهلش روان شد و گوساله‌ای فربه (و بریان شده) بیاورد. quran_en_fa And placed it before them.. he said, "Will ye not eat?" پس آن را نزدیکشان برد [ولی دید نمی‌خورند]؛ گفت: مگر نمی‌خورید؟///پس آن را نزدیکشان برد [ولی دید نمی‌خورند]؛ گفت: مگر نمی‌خورید؟///طعام را به نزدشان گذاشت و گفت: چرا نمى‌خورید؟///پس آن را به نزدشان برد [ولى با تعجب دید دست به غذا نمى‌برند.] گفت: آیا غذا نمى‌خورید///آن را به نزدیکشان برد [و] گفت: «مگر نمى‌خورید؟»///پس غذا را نزد میهمانان گذاشت، [ولى با تعجب دید دست به سوى غذا نمى‌برند،] گفت: «چرا نمى‌خورید؟!»///غذا را نزد آنها گذارد (آنها توجهی به غذا نکردند) ابراهیم گفت: شما غذا تناول نمی‌کنید؟///پس آن را نزدیک ایشان نهادند گفت چرا نمی‌خورید؟///و نزدیک آنها گذارد، (ولی با تعجب دید دست بسوی غذا نمی‌برند) گفت: «آیا شما غذا نمی‌خورید؟!»///پس نزدیکش ساخت بدانان و گفت چرا نخورید///پس آن را نزدیکشان برد. گفت: «مگر نمی‌خورید؟» quran_en_fa (When they did not eat), He conceived a fear of them. They said, "Fear not," and they gave him glad tidings of a son endowed with knowledge. و [در دلش] از آنان احساس ترسی کرد. گفتند: مترس. و او را به پسری دانا مژده دادند.///و [در دلش] از آنان احساس ترسی کرد. گفتند: مترس. و او را به پسری دانا مژده دادند.///و از آنها بیمناک شد. گفتند: مترس. و او را به فرزندى دانا مژده دادند.///پس [در دلش‌] از آنان بیمناک شد. گفتند: مترس، و او را به [تولد] پسرى دانا مژده دادند///و [در دلش‌] از آنان احساس ترسى کرد. گفتند: «مترس.» و او را به پسرى دانا مژده دادند.///پس از [غذا نخوردن] میهمانان، در دلش احساس ترس کرد. آنان گفتند: «نترس! [ما فرشتگان خداییم!]» و او را به نوجوانى دانا مژده دادند.///آن گاه (از اینکه بی‌اجازه بر او وارد شده و غذا هم نخوردند) سخت از آنها بیم و اندیشه کرد، آن فرشتگان گفتند: هیچ مترس، و او را به پسری دانا (یعنی اسحاق) بشارت دادند.///سپس از آنان ترسی در دل یافت، گفتند مترس و او را به فرزندی دانا بشارت دادند///و از آنها احساس وحشت کرد، گفتند: «نترس (ما رسولان و فرشتگان پروردگار توایم)!» و او را بشارت به تولد پسری دانا دادند.///پس به دل برداشت از ایشان هراسی گفتند نترس و مژده دادندش به پسری دانشمند///پس، از ایشان ترسی به دل برگرفت. گفتند: «مترس.» و او را به پسری بسی دانا نوید دادند. quran_en_fa But his wife came forward (laughing) aloud: she smote her forehead and said: "A barren old woman!" در این میان همسرش [که مژده را شنیده بود] با فریادی [از روی تعجب] در حالی که به چهره‌اش زد سر رسید و گفت: پیرزنی نازا [و فرزند؟!]///در این میان همسرش [که مژده را شنیده بود] با فریادی [از روی تعجب] در حالی که به چهره‌اش زد سر رسید و گفت: پیرزنی نازا [و فرزند؟!]///و زنش فریادزنان آمد و بر روى زد و گفت: من پیر زالى نازایم.///و زنش فریادکنان سر رسید و بر صورت خود زد و گفت: زنى پیر نازا [چگونه بزاید]///و زنش با فریادى [از شگفتى‌] سر رسید و بر چهره خود زد و گفت: «زنى پیر نازا [چگونه بزاید]؟»///پس همسر ابراهیم [با شنیدن مژده‌ی فرزند] فریادکنان پیش آمد و به صورت خود زد و گفت: «پیرزنى نازا [چگونه صاحب فرزند شود]؟!»///در آن حال زن ابراهیم (ساره) با فریاد شادمانی روی به آنها آورد و (از شوق) سیلی به صورت زد و گفت: (ای عجب) من زنی پیر و نازا هستم (چگونه پسری توانم زایید).///آنگاه زنش با آوایی [بلند] رو به او آورد و بر چهره‌اش چک زد و گفت [چگونه فرزند بزایم که من‌] پیرزنی سترون هستم‌///در این هنگام همسرش جلو آمد در حالی که (از خوشحالی و تعجب) فریاد می‌کشید به صورت خود زد و گفت: «(آیا پسری خواهم آورد در حالی که) پیرزنی نازا هستم؟!»///پس روی آورد زنش با فریاد پس سیلی نواخت به چهره خویش و گفت پیرزنی نازا///پس زنش پریشان (و فریادزنان) پیش آمد. پس سیلی بر چهره‌ی خود زد و گفت: «پیره‌زالی نازایم (چگونه بزایم)؟» quran_en_fa They said, "Even so has thy Lord spoken: and He is full of Wisdom and Knowledge." گفتند: پروردگارت چنین گفته است؛ یقینا او حکیم و داناست.///گفتند: پروردگارت چنین گفته است؛ یقینا او حکیم و داناست.///گفتند: پروردگار تو اینچنین گفته است. و او حکیم و داناست.///گفتند: پروردگارت چنین گفته است. همانا او حکیم داناست///گفتند: «پروردگارت چنین فرموده است. او خود حکیم داناست.»///گفتند: «پروردگار تو این‌گونه گفته و البته او حکیم و داناست.»///فرشتگان گفتند: خدای تو چنین فرموده که او به مصالح خلق آگاه و (به حال بندگان) داناست.///[فرشتگان‌] گفتند پروردگارت چنین فرموده است، که او فرزانه داناست‌///گفتند: «پروردگارت چنین گفته است، و او حکیم و داناست!»///گفتند چنین است گفتار پروردگارت که او است همانا حکیمی دانا///گفتند: «پروردگارت چنین فرموده است. او، (هم) او حکیمی بس داناست.» quran_en_fa (Abraham) said: "And what, O ye Messengers, is your errand (now)?" [ابراهیم] گفت: ای فرستادگان! دنبال چه کار مهمی هستید؟///[ابراهیم] گفت: ای فرستادگان! دنبال چه کار مهمی هستید؟///گفت: اى رسولان، به چه کار آمده‌اید؟///[ابراهیم‌] گفت: اى فرستادگان [خدا]! مأموریت شما چیست/// [ابراهیم‌] گفت: «اى فرستادگان، مأموریت شما چیست؟»///[ابراهیم] گفت: «پس اى فرستادگان! کارى که به دنبال آن آمده‌اید، چیست؟»///ابراهیم گفت: ای رسولان حق، باز گویید که شما برای چه کار مأمورید؟///گفت ای فرشتگان کار و بار شما چیست؟///(ابراهیم) گفت: «مأموریت شما چیست ای فرستادگان (خدا)؟»///گفت پس چیست کار شما ای فرستادگان‌///(ابراهیم) گفت: «ای فرستادگان! مهم شما (در این مأموریت) چیست‌؟» quran_en_fa They said, "We have been sent to a people (deep) in sin;- گفتند: ما را به سوی مردمی گنهکار فرستاده‌اند؛///گفتند: ما را به سوی مردمی گنهکار فرستاده‌اند؛///گفتند: ما را بر مردمى تبهکار فرستاده‌اند،///گفتند: ما به سوى مردمى پلیدکار فرستاده شده‌ایم///گفتند: «ما به سوى مردمى پلیدکار فرستاده شده‌ایم،///گفتند: «ما به سوى قومى گناهکار فرستاده شده‌ایم،///گفتند: ما بر قوم بدکاری فرستاده شده‌ایم (یعنی قوم لوط).///گفتند ما به سر وقت قومی گنهکار فرستاده شده‌ایم‌///گفتند: «ما به سوی قوم مجرمی فرستاده شده‌ایم …///گفتند همانا فرستاده شدیم بسوی گروهی گنهکاران‌///گفتند: «ما همانا سوی گروهی (از) مجرمان فرستاده شده‌ایم،» quran_en_fa "To bring on, on them, (a shower of) stones of clay (brimstone), تا [بارانی] از گل سنگ بر آنان بفرستیم؛///تا [بارانی] از گل سنگ بر آنان بفرستیم؛///تا تکه‌هاى کلوخ بر سرشان بباریم،///تا سنگ‌هایى از گل بر سرشان فرو فرستیم///تا سنگهایى از گل رس بر [سر] آنان فرو فرستیم.///تا [براى نابودیشان،] سنگ‌هایى از گل بر آنان فروریزیم.///تا بر سر آنها از گل سنگباران کنیم.///تا بر آنان سنگواره‌ای از گل فروباریم‌///تا بارانی از «سنگ - گل» بر آنها بفرستیم؛///تا بفرستیم بر ایشان سنگی از گل‌///«تا سنگ‌هایی از گل بر (سر و سامان) ‌شان فرو فرستیم.» quran_en_fa "Marked as from thy Lord for those who trespass beyond bounds." [سنگی که] نزد پروردگارت برای تجاوزکاران نشانه گذاری شده است؛///[سنگی که] نزد پروردگارت برای تجاوزکاران نشانه گذاری شده است؛///که بر آنها از جانب پروردگارت براى متجاوزان نشان گذاشته‌اند.///[که‌] نزد پروردگارت براى تجاوزکاران، نشاندار شده‌اند/// [که‌] نزد پروردگارت براى مسرفان نشان‌گذارى شده است.///[سنگ‌هایى که] نزد پروردگارت براى [نابودى] اسراف‌کاران، نشان‌دار شده‌اند.»///که آن سنگها نزد پروردگار تو معین و نشاندار برای ستمکاران است.///که [هر یک‌] از جانب پروردگارت نشان کرده است و خاص تجاوزکاران است‌///سنگهایی که از ناحیه پروردگارت برای اسرافکاران نشان گذاشته شده است!»///نشان‌زده نزد پروردگار تو برای فزونی‌خواهان‌///«حال آنکه نزد پروردگارت برای مسرفان نشانه‌گذاری شده است.» quran_en_fa Then We evacuated those of the Believers who were there, پس هرکه را از مؤمنان در آن شهر بود [پیش از آمدن عذاب] بیرون بردیم؛///پس هرکه را از مؤمنان در آن شهر بود [پیش از آمدن عذاب] بیرون بردیم؛///پس همه کسانى را که ایمان آورده بودند بیرون بردیم.///پس هر که از مؤمنان در آن [شهرها] بود بیرون بردیم///پس هر که از مؤمنان در آن [شهرها] بود بیرون بردیم.///پس هر که از مؤمنان در آنجا بود، بیرون بردیم.///پس، از اهل ایمان هر که بود از آن دیار خارج کردیم.///آنگاه هر کس را که از مؤمنان بود [از آنجا] بیرون بردیم‌///ما مؤمنانی را که در آن شهرها (ی قوم لوط) زندگی می‌کردند (قبل از نزول عذاب) خارج کردیم،///پس برون آوردیم هر که را در آن بود از مؤمنان‌///«پس هر کس از مؤمنان را در آن (سامان) بود بیرون راندیم.» quran_en_fa But We found not there any just (Muslim) persons except in one house: در آنجا جز یک خانه از مسلمانان [که اهلش مطیع خدا بودند، نیافتیم.]///در آنجا جز یک خانه از مسلمانان [که اهلش مطیع خدا بودند، نیافتیم.]///و در آن شهر جز یک خانه از فرمانبرداران نیافتیم.///اما از مسلمانان جز یک خانه در آن جا نیافتیم///و [لى‌] در آنجا جز یک خانه از فرمانبران [خدا بیشتر] نیافتیم.///ولى در آنجا جز یک خانواده‌ی فرمان‌بر [که لوط و فرزندانش بودند،] نیافتیم!///و در همه آن دیار جز یک خانه (لوط) دیگر مسلم خداپرست نیافتیم.///چندانکه در آنجا جز خانه‌ای از آن مسلمانان، نیافتیم‌///ولی جز یک خانواده باایمان در تمام آنها نیافتیم!///پس نیافتیم در آن جز خانه‌ای از اسلام‌آرندگان‌///«پس در آنجا جز یک خانه از تسلیم‌شدگان (برابر خدا بیشتر) نیافتیم.» quran_en_fa And We left there a Sign for such as fear the Grievous Penalty. در آنجا [پس از زیر و رو شدن شهر و هلاکت مردم] نشانه و عبرتی [از قدرت، غضب خود و محکومیت مجرمان] برای کسانی که از عذاب دردناک می‌ترسند به جا گذاشتیم.///در آنجا [پس از زیر و رو شدن شهر و هلاکت مردم] نشانه و عبرتی [از قدرت، غضب خود و محکومیت مجرمان] برای کسانی که از عذاب دردناک می‌ترسند به جا گذاشتیم.///و در آن سرزمین براى کسانى که از عذاب دردآور مى‌ترسند نشانى باقى گذاشتیم.///و در آن جا براى آنها که از عذاب دردناک مى‌ترسند نشانى بر جاى گذاشتیم///و در آنجا براى آنها که از عذاب پر درد مى‌ترسند، عبرتى به جاى گذاشتیم.///و در آن [دیار] براى کسانى که از عذاب دردناک مى‌ترسند، نشانه‌اى [عبرت‌آموز] به جاى گذاشتیم.///و در آن دیار (که ویران کردیم) برای آنان که از عذاب دردناک (قهر خدا) می‌ترسند آیت عبرتی واگذاردیم.///و در آنجا نشانه‌ای برای کسانی که از عذاب دردناک می‌ترسند، باقی نهادیم‌///و در آن (شهرهای بلا دیده) نشانه‌ای روشن برای کسانی که از عذاب دردناک می‌ترسند به جای گذاردیم.///و بجا گذاشتیم در آن نشانه‌ای برای آنان که ترسند از عذاب دردناک‌///«و در آنجا برای آنان که از عذاب پر درد می‌ترسند، نشانه‌ای بر جا نهادیم.» quran_en_fa And in Moses (was another Sign): Behold, We sent him to Pharaoh, with authority manifest. و [نیز] در [سرگذشت] موسی، چون او را با دلیلی روشن به سوی فرعون فرستادیم [عبرتی است.]///و [نیز] در [سرگذشت] موسی، چون او را با دلیلی روشن به سوی فرعون فرستادیم [عبرتی است.]///و عبرتى است در موسى آنگاه که او را با برهانى آشکار نزد فرعون فرستادیم.///و در [ماجراى‌] موسى [نیز نشانه و عبرتى است‌] آن‌گاه که او را با حجتى آشکار به سوى فرعون فرستادیم///و [نیز] در [ماجراى‌] موسى، چون او را با حجتى آشکار به سوى فرعون گسیل داشتیم.///و در [سرگذشت] موسى [نیز نشانه و عبرتى است]، آن‌گاه که او را با دلیلی روشن و آشکار به سوى فرعون فرستادیم.///و نیز در (رسالت) موسی (آیت عبرت است) که با معجزه روشن به سوی فرعونیانش فرستادیم.///و در مورد موسی، آنگاه که او را با حجتی آشکار به سوی فرعون فرستادیم‌///و در (زندگی) موسی نیز (نشانه و درس عبرتی بود) هنگامی که او را با دلیلی آشکار به سوی فرعون فرستادیم؛///و در موسی گاهی که فرستادیمش بسوی فرعون با فرمانروائی آشکار///و (نیز) در (ماجرای) موسی، چون او را با حجتی مسلط و روشنگر سوی فرعون گسیل داشتیم. quran_en_fa But (Pharaoh) turned back with his Chiefs, and said, "A sorcerer, or one possessed!" پس فرعون با سپاهیانش روی [از حق] گرداندند و گفت: [این مرد] یا جادوگر است یا دیوانه!///پس فرعون با سپاهیانش روی [از حق] گرداندند و گفت: [این مرد] یا جادوگر است یا دیوانه!///و او با همه نیرویش اعراض کرد و گفت: جادوگرى است یا دیوانه‌اى.///پس [فرعون‌] با ارکان [و نیروى‌] خود روى برتافت و گفت: [این شخص‌] ساحرى یا دیوانه‌اى است///پس [فرعون‌] با ارکان [دولت‌] خود روى برتافت و گفت: «[این شخص،] ساحر یا دیوانه‌اى است.»///پس فرعون با تکیه بر قدرت و سپاهى که داشت، روى برگرداند و گفت: «او یا جادوگر است یا دیوانه.»///و فرعون به غرور ملک و قدرت (از طاعت حق) سرکشید و گفت که موسی ساحر یا دیوانه است.///سپس رو به سپاه خویش برگشت و گفت [او] جادوگر یا دیوانه است‌///اما او با تمام وجودش از وی روی برتافت و گفت: «این مرد یا ساحر است یا دیوانه!»///پس برتافت روی (یا پشت) خود را و گفت جادوگری است یا دیوانه‌///پس (فرعون) با رکن (فرعونیت‌) اش روی برتافت و گفت: «(این شخص،) ساحری یا دیوانه‌ای است.» quran_en_fa So We took him and his forces, and threw them into the sea; and his was the blame. در نتیجه او و سپاهیانش را گرفتیم و به دریا افکندیم، در حالی که [به سبب لجبازی و دشمنی] مستحق سرزنش بود.///در نتیجه او و سپاهیانش را گرفتیم و به دریا افکندیم، در حالی که [به سبب لجبازی و دشمنی] مستحق سرزنش بود.///او و لشکرهایش را فروگرفتیم و به دریا افکندیم. و او مستوجب ملامت بود.///پس او و سپاهیانش را گرفتیم و آنها را در دریا افکندیم در حالى که او [در آخرین لحظه‌] ملامتگر [خویش‌] بود/// [تا] او و سپاهیانش را گرفتیم و آنان را در دریا افکندیم در حالى که او [در آخرین لحظه‌] نکوهشگر [خود] بود.///پس ما او و سپاهیانش را [به قهر] گرفتیم و آنان را در دریا افکندیم، در حالى که او [به سبب لجاجت و دشمنى‌] سزاوار سرزنش بود.///ما هم او را با همه سپاهش (به قهر) گرفتیم و به دریا انداختیم که در خور هر نکوهش و ملامت بود.///سرانجام او و سپاهیانش را فروگرفتیم، سپس او را که نکوهیده بود به دریا انداختیم و [غرقه ساختیم‌]///از این رو ما او و لشکریانش را گرفتیم و به دریا افکندیم در حالی که در خور سرزنش بود!///پس گرفتیم او و لشکرهایش را پس بیفکندیمشان به دریا و او بود نکوهیده‌///پس او و سپاهیانش را برگرفتیم و آنان را در دریا افکندیم در حالی که او (در آخرین لحظه) نکوهشگر (خود و فرعونیان) بود. quran_en_fa And in the 'Ad (people) (was another Sign): Behold, We sent against them the devastating Wind: و [نیز] در [سرگذشت قوم] عاد هنگامی که بر آنان باد هلاک کننده‌ای فرستادیم [عبرتی است.]///و [نیز] در [سرگذشت قوم] عاد هنگامی که بر آنان باد هلاک کننده‌ای فرستادیم [عبرتی است.]///و نیز عبرتى است در قوم عاد آنگاه که باد عقیم را بر آنها فرستادیم.///و در [ماجراى‌] عاد [نیز عبرتى است‌] آن‌گاه که بر سر آنها باد مهلک فرستادیم///و در [ماجراى‌] عاد [نیز]، چون بر [سر] آنها آن باد مهلک را فرستادیم.///و در [سرگذشت] قوم عاد [نیز نشانه و عبرتى است]، آن‌گاه که بر آنان باد نازا و هلاک کنده فرستادیم.///و نیز در قوم عاد که بر هلاکشان تندباد خزان فرستادیم (عبرت خلق است).///و در مورد عاد، آنگاه که بر آنان بادی سترون فرستادیم‌///و (همچنین) در سرگذشت «عاد» (آیتی است) در آن هنگام که تندبادی بی‌باران بر آنها فرستادیم،///و در عاد هنگامی که فرستادیم بر ایشان باد را نازا///و در (ماجرای) عادیان (نیز)، چون بر سر (و سامان) ‌شان باد نازا را فرستادیم. quran_en_fa It left nothing whatever that it came up against, but reduced it to ruin and rottenness. [آن باد] هیچ چیزی را که بر آن می‌وزید، رها نمی‌کرد مگر آنکه آن را به صورت استخوان پوسیده‌ای می‌ساخت.///[آن باد] هیچ چیزی را که بر آن می‌وزید، رها نمی‌کرد مگر آنکه آن را به صورت استخوان پوسیده‌ای می‌ساخت.///بر هیچ چیز نوزید مگر آنکه چون استخوانى پوسیده‌اش بر جاى نهاد.///بر هیچ چیزى نمى‌گذشت مگر این که آن را چون استخوان پوسیده مى‌گرداند///به هر چه مى‌وزید آن را چون خاکستر استخوان مرده مى‌گردانید.///[این باد] هیچ چیزى را که بر آن مى‌وزید، باقى نمى‌گذاشت، مگر آن که آن را خرد و تباه مى‌کرد.///که آن باد هلاک به چیزی نمی‌گذشت جز آنکه آن را مانند استخوان پوسیده می‌گردانید.///که هیچ چیزی که بر آن می‌گذشت باقی نمی‌گذاشت، مگر آنکه آن را مانند خاک و خاشاک می‌ساخت‌///که بر هیچ چیز نمی‌گذشت مگر اینکه آن را همچون استخوانهای پوسیده می‌ساخت.///نمی‌گذارد چیزی را که می‌گذشت بر آن جز می‌گردانیدش مانند خاکی پوسیده‌///هیچ چیزی را که بر آن وزد فروگذار نکند جز آنکه همچون خاکسترش کند. quran_en_fa And in the Thamud (was another Sign): Behold, they were told, "Enjoy (your brief day) for a little while!" و [نیز] در قوم ثمود [عبرتی است] هنگامی که [پس از پی کردن ناقه] به آنان گفته شد: زمانی کوتاه [که بیش از سه روز نیست، از زندگی] برخوردار باشید [که عذاب خواهد رسید.]///و [نیز] در قوم ثمود [عبرتی است] هنگامی که [پس از پی کردن ناقه] به آنان گفته شد: زمانی کوتاه [که بیش از سه روز نیست، از زندگی] برخوردار باشید [که عذاب خواهد رسید.]///و نیز عبرتى است در قوم ثمود آنگاه که به آنها گفته شد: تا زمانى چند برخوردار شوید.///و در [ماجراى‌] ثمود [نیز عبرتى است‌] آن‌گاه که به ایشان گفته شد: تا چندى برخوردار شوید [که به حسابتان خواهیم رسید]///و در [ماجراى‌] ثمود [نیز عبرتى بود]، آنگاه که به ایشان گفته شد: «تا چندى برخوردار شوید.»///و در [سرگذشت] قوم ثمود [نیز نشانه‌هاى عبرتى است]، آن‌گاه که به آنان گفته شد: «تا زمانى کوتاه، [که سه روز بیشتر نیست، از زندگى] بهره ببرید.»///و هم در قوم ثمود (بر خلق عبرتی است) که به آنان گفته شد: اینک گرم تعیش و تمتع (حیوانی) باشید تا هنگام معین (که وعده انتقام حق فرا می‌رسد).///و در مورد ثمود آنگاه که به آنان گفته شد که تا زمانی [معین‌] از زندگی برخوردار شوید///و نیز در سرگذشت قوم «ثمود» عبرتی است در آن هنگام که به آنان گفته شد: «مدتی کوتاه بهره‌مند باشید (و سپس منتظر عذاب)!»///و در ثمود گاهی که گفته شد بدیشان بهره‌مند باشید تا هنگامی‌///و در (ماجرای) ثمودیان (نیز عبرتی بود) چون به ایشان گفته شد: «تا چندی برخوردار شوید.» quran_en_fa But they insolently defied the Command of their Lord: So the stunning noise (of an earthquake) seized them, even while they were looking on. ولی [آنان در آن سه روز هم که مهلت داشتند باز] از فرمان پروردگارشان سرپیچی کردند، پس صاعقه مرگبار آنان را فراگرفت در حالی که آنان با ترس و حیرت به آن می‌نگریستند.///ولی [آنان در آن سه روز هم که مهلت داشتند باز] از فرمان پروردگارشان سرپیچی کردند، پس صاعقه مرگبار آنان را فراگرفت در حالی که آنان با ترس و حیرت به آن می‌نگریستند.///آنان از فرمان پروردگارشان سرباز زدند و همچنان که مى‌نگریستند صاعقه فروگرفتشان.///تا [آن که‌] از فرمان پروردگار خود سر برتافتند، پس در حالى که آنها مى‌نگریستند صاعقه آنها را گرفت///تا [آنکه‌] از فرمان پروردگار خود سر برتافتند و در حالى که آنها مى‌نگریستند، آذرخش آنان را فرو گرفت.///آنان از فرمان پروردگارشان سر باز زدند. پس در حالى که مى‌نگریستند، صاعقه آنان را فراگرفت.///آنها هم از فرمان خدای خود سرکشیدند پس آنها را صاعقه آتش درگرفت در حالی که (هلاک خویش را) به چشم مشاهده می‌کردند.///سپس از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند، آنگاه صاعقه‌ [ی مرگ‌] آنان را که [درمانده‌وار] می‌نگریستند، فروگرفت‌///آنها از فرمان پروردگارشان سرباز زدند، و صاعقه آنان را فراگرفت در حالی که (خیره خیره) نگاه می‌کردند (بی‌آنکه قدرت دفاع داشته باشند)!///پس سرکشیدند از فرمان پروردگار خویش پس بگرفتشان صاعقه و بودند نگرانان‌///پس از فرمان پروردگارشان سر برتافتند تا در حالی که آنها می‌نگریستند، آذرخش (جانکاه) آنان را فرو گرفت. quran_en_fa Then they could not even stand (on their feet), nor could they help themselves. پس [با آمدن عذاب و به سبب اینکه هیچ مهلتی نیافتند] نه قدرت برخاستن از جای خود را داشتند و نه دادخواهی کردند.///پس [با آمدن عذاب و به سبب اینکه هیچ مهلتی نیافتند] نه قدرت برخاستن از جای خود را داشتند و نه دادخواهی کردند.///ایستادن نتوانستند و یاراى انتقام نداشتند.///[چنان بر زمین افتادند] که نه توانستند برخیزند و نه از خود دفاع کنند///در نتیجه نه توانستند به پاى خیزند و نه طلب یارى کنند.///پس، نه توان برخاستن داشتند و نه توانستند از خود دفاع کنند.///در حالی که نه هیچ توانایی برخاستن (و گریختن) داشتند و نه هیچ یار و مددکاری یافتند.///آنگاه توان ایستادن هم نداشتند و کین‌ستان نبودند///چنان بر زمین افتادند که توان برخاستن نداشتند و نتوانستند از کسی یاری طلبند!///پس نیارستند ایستادن را و نبودند یاری‌جویان‌///پس هرگز نه توانستند به پای خیزند و نه جویندگان یارانی بوده‌اند. quran_en_fa So were the People of Noah before them for they wickedly transgressed. و قوم نوح را پیش از این [هلاک کردیم]؛ زیرا آنان همواره مردمی نافرمان بودند.///و قوم نوح را پیش از این [هلاک کردیم]؛ زیرا آنان همواره مردمی نافرمان بودند.///و از پیش قوم نوح را فروگرفتیم، که قومى نافرمان بودند.///و از پیش، قوم نوح را [کیفر نمودیم، زیرا] آنان قومى نافرمان بودند///و قوم نوح [نیز] پیش از آن [اقوام نامبرده همین گونه هلاک شدند]، زیرا آنها مردمى نافرمان بودند.///و پیش از آنان قوم نوح [را نابود کردیم، زیرا] مردمانى نافرمان و بدکار بودند.///و پیش از این اقوام هم قوم نوح را هلاک کردیم که مردمی فاسق و نابکار بودند.///و قوم نوح از آن پیش، که آنان قومی نافرمان بودند///همچنین قوم نوح را پیش از آنها هلاک کردیم، چرا که قوم فاسقی بودند!///و قوم نوح را از پیش که بودند ایشان قومی نافرمانان‌///و گروه نوح را (نیز) از پیش (از آن اقوام همین گونه هلاک کردیم). آنان بی‌گمان گروهی فاسق [: نافرمان] بوده‌اند. quran_en_fa With power and skill did We construct the Firmament: for it is We Who create the vastness of pace. و آسمان را به قدرت ونیرو بنا کردیم و ما [همواره] وسعت دهنده‌ایم.///و آسمان را به قدرت ونیرو بنا کردیم و ما [همواره] وسعت دهنده‌ایم.///و آسمان را به نیرو برافراشتیم و حقا که ما تواناییم.///و آسمان را با دستان [قدرت‌] خود بنا نهادیم و البته ما گسترش دهنده [ى آن‌] هستیم///و آسمان را به قدرت خود برافراشتیم، و بى‌گمان، ما [آسمان‌] گستریم!///و آسمان را با قدرتى وصف‌ناپذیر ساختیم و ما همواره آن را وسعت مى‌بخشیم.///و کاخ رفیع آسمان را ما به قدرت خود برافراشتیم و ماییم که مقتدریم.///و آسمان را توانمندانه برافراشتیم و ما توانمندیم‌///و ما آسمان را با قدرت بنا کردیم، و همواره آن را وسعت می‌بخشیم!///و آسمان را بنیاد نهادیم به نیرویی و همانا مائیم فراخی‌دهندگان‌///و آسمان را به نیروهایی برافراشتیم و بی‌گمان، همانا ما توسعه‌‌دهند‌گانیم. quran_en_fa And We have spread out the (spacious) earth: How excellently We do spread out! و زمین را گستردیم و چه نیکو گستراننده‌ای هستیم.///و زمین را گستردیم و چه نیکو گستراننده‌ای هستیم.///و زمین را گستردیم، و چه نیکو گسترندگانیم.///و زمین را گستردیم و نیکو گسترندگانى هستیم///و زمین را گسترانیده‌ایم و چه نیکو گسترندگانیم.///و زمین را گستردیم. پس چه نیکو گستراننده‌اى هستیم!///و زمین را بگستردیم و چه نیکو مهدی بگستردیم.///و زمین را گستراندیم چه نیکو گستراننده‌ایم‌///و زمین را گستردیم، و چه خوب گستراننده‌ای هستیم!///و زمین را گسترانیدیم پس چه خوبند گسترانندگان‌///و زمین را رام و راهوار گسترانیدیم‌؛ پس چه نیکو گسترندگانیم. quran_en_fa And of every thing We have created pairs: That ye may receive instruction. واز هر چیزی جفت آفریدیم باشد که متذکر [این حقایق که نشانه هایی بر قدرت، حکمت و ربوبیت خداست] شوید.///واز هر چیزی جفت آفریدیم باشد که متذکر [این حقایق که نشانه هایی بر قدرت، حکمت و ربوبیت خداست] شوید.///و از هر چیز جفتى بیافریده‌ایم، باشد که عبرت گیرید.///و از هر چیزى دو زوج آفریدیم، امید که شما عبرت گیرید///و از هر چیزى دو گونه [یعنى نر و ماده‌] آفریدیم، امید که شما عبرت گیرید.///و از هر چیز دو زوج آفریدیم، باشد که یاد کنید [و پند گیرید].///و از هر چیزی دو نوع (نر و ماده) بیافریدیم تا مگر متذکر (حکمت خدا) شوید.///و از هر چیز گونه‌هایی آفریدیم باشد که پند گیرید///و از هر چیز دو جفت آفریدیم، شاید متذکر شوید!///و از هر چیزی آفریدیم دو جفت شاید یادآور شوید///و از هر چیزی دو گونه [: جفت یکدیگر] آفریدیم، شاید شما یاد کنید. quran_en_fa Hasten ye then (at once) to Allah: I am from Him a Warner to you, clear and open! پس به سوی خدا بگریزید [که] بی تردید من از سوی او بیم دهنده‌ای روشنگرم.///پس به سوی خدا بگریزید [که] بی تردید من از سوی او بیم دهنده‌ای روشنگرم.///پس به سوى خداوند بگریزید. من شما را از جانب او بیم‌دهنده‌اى آشکارم.///پس به سوى خدا بگریزید که من شما را از طرف او بیم دهنده‌اى آشکارم///پس به سوى خدا بگریزید، که من شما را از طرف او بیم‌دهنده‌اى آشکارم.///[اى پیامبر! بگو:] «پس به سوى خدا بگریزید، که من از سوى او براى شما هشداردهنده‌اى آشکارم.///باری، به درگاه خدا گریزید، که من از جانب او با بیانی روشن شما را می‌ترسانم.///پس در خداوند بگریزید، که من برای شما از جانب او هشداردهنده‌ای آشکارم‌///پس به سوی خدا بگریزید، که من از سوی او برای شما بیم‌دهنده‌ای آشکارم!///پس بگریزید بسوی خدا که منم برای شما از او ترساننده آشکار///پس فراسوی خدا فرار کنید. من بی‌گمان برایتان از (سوی) او ترساننده‌ای روشنگرم. quran_en_fa And make not another an object of worship with Allah: I am from Him a Warner to you, clear and open! و با خدا معبودی دیگر قرار ندهید، یقینا من از سوی او بیم دهنده‌ای آشکارم.///و با خدا معبودی دیگر قرار ندهید، یقینا من از سوی او بیم دهنده‌ای آشکارم.///و با خداى یکتا خداى دیگرى را مپرستید. من شما را از جانب او بیم‌دهنده‌اى آشکارم.///و با خدا معبود دیگرى قرار مدهید به راستى من از جانب او براى شما هشدار دهنده‌اى آشکارم///و با خدا معبودى دیگر قرار مدهید که من از جانب او هشداردهنده‌اى آشکارم.///و با خداوند، معبود دیگرى قرار مدهید که من از سوى او براى شما هشداردهنده‌اى آشکارم.»///و هرگز با خدای یکتا خدایی دیگر نپرستید که من از جانب او با بیانی روشن شما را می‌ترسانم.///و در جنب خداوند خدایی دیگر قائل مشوید که من برای شما از جانب او هشداردهنده‌ای آشکارم‌///و با خدا معبود دیگری قرار ندهید، که من برای شما از سوی او بیم‌دهنده‌ای آشکارم!///و قرار ندهید با خدا خدائی دیگر همانا منم برای شما از او ترساننده آشکار///«و با خدا معبودی دیگر قرار مدهید. همانا من از جانب او هشداردهنده‌ای روشنگرم.» quran_en_fa Similarly, no messenger came to the Peoples before them, but they said (of him) in like manner, "A sorcerer, or one possessed"! همچنین هیچ پیامبری بر کسانی که پیش از اینان بودند نیامد مگر اینکه گفتند: جادوگر یا دیوانه است!///همچنین هیچ پیامبری بر کسانی که پیش از اینان بودند نیامد مگر اینکه گفتند: جادوگر یا دیوانه است!///بدین سان بر آنهایى که از این پیش بودند پیامبرى مبعوث نشد جز آنکه گفتند: جادوگرى است، یا دیوانه‌اى است.///همچنین، براى کسانى که پیش از آنها بودند هیچ پیامبرى نیامد جز این که گفتند: ساحرى یا دیوانه‌اى است///بدین سان بر کسانى که پیش از آنها بودند هیچ پیامبرى نیامد جز اینکه گفتند: «ساحر یا دیوانه‌اى است.»///[اى پیامبر!] بدین گونه [که تو را تکذیب کردند،] پیشینیان اینان نیز هر پیامبرى برایشان آمد، گفتند: «[او] جادوگر یا دیوانه است.»///همچنان (که تو را ای رسول تکذیب کردند) هیچ رسولی بر امم پیشین نیامد جز آنکه (او را تکذیب کرده و) گفتند: او ساحر یا دیوانه است.///بدین‌سان برای پیشینیان آنان هیچ پیامبری نیامد مگر آنکه گفتند [او] جادوگر یا دیوانه است‌///این گونه است که هیچ پیامبری قبل از اینها بسوی قومی فرستاده نشد مگر اینکه گفتند: «او ساحر است یا دیوانه!»///بدینسان نیامد آنان را که پیش از ایشان بودند فرستاده‌ای جز آنکه گفتند جادوگری است یا دیوانه‌///بدین‌سان کسانی راکه پیش از آنان بودند هیچ پیامبری نیامد جز (اینکه) گفتند: «ساحری یا دیوانه‌ای است.» quran_en_fa Is this the legacy they have transmitted, one to another? Nay, they are themselves a people transgressing beyond bounds! آیا [این اقوام] یکدیگر را به این گونه داوری [ناحق درباره پیامبرشان] سفارش کرده بودند؟! [نه] بلکه همه آنان گروهی یاغی و سرکش بودند [و این یاوه گویی‌ها، محصول سرکشی و یاغی‌گری آنان بود.]///آیا [این اقوام] یکدیگر را به این گونه داوری [ناحق درباره پیامبرشان] سفارش کرده بودند؟! [نه] بلکه همه آنان گروهی یاغی و سرکش بودند [و این یاوه گویی‌ها، محصول سرکشی و یاغی‌گری آنان بود.]///آیا بدین کار یکدیگر را وصیت کرده بودند؟ نه، خود مردمى طاغى بودند.///آیا همدیگر را به این [سخن‌] سفارش کرده بودند؟ [نه،] بلکه آنان مردمى سرکش بودند///آیا همدیگر را به این [سخن‌] سفارش کرده بودند؟ [نه!] بلکه آنان مردمى سرکش بودند.///آیا [کافران در طول تاریخ،] یکدیگر را به این سفارش کرده‌اند [که با پیامبران چنین رفتار کنند]؟ [نه!] بلکه آنان مردمى طغیانگرند.///آیا بر این تکذیب، مردم اعصار به یکدیگر سفارش کرده‌اند؟ (یا نه؟) بلکه این مردم (همه بالذات) گروهی سرکش و نافرمانند.///آیا همدیگر را بدان سفارش کرده‌اند؟ حق این است که قومی طغیانگرند///آیا یکدیگر را به آن سفارش می‌کردند (که همه چنین تهمتی بزنند)؟! نه، بلکه آنها قومی طغیانگرند.///آیا اندرز دادند یکدیگر را بدان بلکه ایشانند گروهی گردنکشان‌///آیا همدیگر را به این (سخن) سفارش کردند؟ (نه!) بلکه آنان مردمی سرکشند. quran_en_fa So turn away from them: not thine is the blame. بنابراین از این سبک مغزان باطل گو، روی برگردان [که تو اتمام حجت کردی] و شایسته سرزنش نیستی؛///بنابراین از این سبک مغزان باطل گو، روی برگردان [که تو اتمام حجت کردی] و شایسته سرزنش نیستی؛///پس، از آنها رویگردان شو. کس تو را ملامت نخواهد کرد.///پس از آنها روى بگردان که تو مورد ملامت نخواهى بود///پس، از آنان روى بگردان، که تو در خور نکوهش نیستى.///پس، از آنان روى بگردان که تو مورد سرزنش نیستى.///پس (تو هم ای رسول ما) از این مردم کافر روی بگردان که (اتمام حجت کردی و) دیگر هیچ در خور نکوهش و ملامت نیستی.///پس، از آنان روی بگردان که تو سزاوار سرزنش نیستی‌///حال که چنین است از آنها روی بگردان که هرگز در خور ملامت نخواهی بود؛///پس روی برتاب از ایشان که نیستی تو نکوهیده‌///پس، از آنان روی بگردان، پس تو در خور سرزنش نیستی. quran_en_fa But teach (thy Message) for teaching benefits the Believers. و پند ده؛ زیرا پند به مؤمنان سود می‌دهد؛///و پند ده؛ زیرا پند به مؤمنان سود می‌دهد؛///اندرز بده که اندرز، مؤمنان را سودمند افتد.///و اندرز ده که اندرز، مؤمنان را سود مى‌بخشد///و پند ده، که مؤمنان را پند سود بخشد.///و [به مردم] یادآورى کن، که یادآورى براى مؤمنان سودمند است.///و (امت را) تذکر و پند می‌ده که پند و تذکر (اگر کافران را نفع ندهد) مؤمنان را سودمند افتد.///و پند بده که اندرز مؤمنان را سود دهد///و پیوسته تذکر ده، زیرا تذکر مؤمنان را سود می‌بخشد.///و یادآوری کن که یادآوری سود دهد به مؤمنان‌///و یاد (شان) آور، که مؤمنان را بی‌گمان، یادواره سودمند است. quran_en_fa I have only created Jinns and men, that they may serve Me. و جن و انس را جز برای اینکه مرا بپرستند نیافریدیم؛///و جن و انس را جز برای اینکه مرا بپرستند نیافریدیم؛///جن و انس را جز براى پرستش خود نیافریده‌ام.///و جن و انس را نیافریدم مگر براى این که مرا بندگى کنند///و جن و انس را نیافریدم جز براى آنکه مرا بپرستند.///و جن و انسان را نیافریدم مگر براى آن که مرا بپرستند.///و من جن و انس را نیافریدم مگر برای اینکه مرا (به یکتایی) پرستش کنند.///و جن و انس را جز برای آنکه مرا بپرستند، نیافریده‌ام‌///من جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند (و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند)!///و نه آفریدم پری و آدمی را مگر تا پرستشم کنند///و جن و انس را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند. quran_en_fa No Sustenance do I require of them, nor do I require that they should feed Me. از آنان هیچ رزقی نمی‌خواهم، و نمی‌خواهم که مرا طعام دهند.///از آنان هیچ رزقی نمی‌خواهم، و نمی‌خواهم که مرا طعام دهند.///از آنها رزقى نمى‌خواهم و نمى‌خواهم که مرا اطعام کنند.///از آنان هیچ روزیى نمى‌خواهم، و نمى‌خواهم که مرا اطعام کنند///از آنان هیچ روزیى نمى‌خواهم، و نمى‌خواهم که مرا خوراک دهند.///و من از آنان هیچ رزقى نمى‌خواهم و نمى‌خواهم که به من خوراک بدهند.///من از (خلق) آنها رزق و طعام (و هیچ گونه سودی) بر خود نخواستم.///از آنان رزقی نخواسته‌ام و نخواسته‌ام که به من خوراک دهند///هرگز از آنها روزی نمی‌خواهم، و نمی‌خواهم مرا اطعام کنند!///نخواهم از آنان روزیی و نخواهم که مرا خورانند///از آنان هیچ روزی نمی‌خواهم و نمی‌خواهم که مرا خوراک دهند. quran_en_fa For Allah is He Who gives (all) Sustenance,- Lord of Power,- Steadfast (for ever). بی تردید خدا خود روزی دهنده و صاحب قدرت استوار است.///بی تردید خدا خود روزی دهنده و صاحب قدرت استوار است.///خداست روزى‌دهنده. و اوست صاحب نیرویى سخت استوار.///همانا خداوند، خود روزى‌رسان و صاحب قدرت و توانمند است///خداست که خود روزى بخش نیرومند استوار است.///زیرا خداوند است آن روزى‌رسان نیرومند استوار.///همانا روزی بخشنده خلق تنها خداست که صاحب قوت و قدرت ابدی است.///بی‌گمان خداوند است که روزی‌بخش نیرومند استوار است‌///خداوند روزی‌دهنده و صاحب قوت و قدرت است!///همانا خدا است روزی‌دهنده توانای نیرومند///همواره خداست که خود بسی روزی‌دهنده‌ی نیرومند استوار است. quran_en_fa For the Wrong-doers, their portion is like unto the portion of their fellows (of earlier generations): then let them not ask Me to hasten (that portion)! پس برای کسانی [از قوم تو] که ستم ورزیدند، سهمی از عذاب است مانند سهم هم مسلکانشان [از امت‌های پیشین]، بنابراین شتاب در آمدن آن را نخواهند.///پس برای کسانی [از قوم تو] که ستم ورزیدند، سهمی از عذاب است مانند سهم هم مسلکانشان [از امت‌های پیشین]، بنابراین شتاب در آمدن آن را نخواهند.///این ستمکاران را از عذاب بهره‌اى است همانند بهره‌اى که یارانشان داشتند. پس به شتاب چیزى از من نخواهند.///پس براى کسانى که ستم کردند، سهم بزرگى از عذاب است همانند سهم یارانشان [از ستمگران گذشته‌]، بنابر این عجله نکنند///پس براى کسانى که ستم کردند بهره‌اى است از عذاب، همانند بهره عذاب یاران [قبلى‌] شان. پس [بگو:] در خواستن عذاب از من، شتابزدگى نکنند.///پس کسانى که ستم کردند، سهم بزرگى [از عذاب] دارند، همانند سهم یارانشان [در اقوام ستمگر پیشین]. پس از من درخواست شتاب نکنند [که به آن خواهند رسید].///پس این ستمکاران را هم گناهی و کیفری مانند اصحاب و امثالشان (از امم پیشین) خواهد بود، باری آن را به عجله از من نخواهند (و به مهلتی که دادیم مغرور نشوند البته روز انتقامشان می‌رسد).///آری برای [این‌] ستمکاران هم نصیبی [از عذاب‌] همانند نصیب یارانشان است، نباید که به شتابش از من بطلبند///و برای کسانی که ستم کردند، سهم بزرگی از عذاب است همانند سهم یارانشان (از اقوام ستمگر پیشین)؛ بنابر این عجله نکنند!///هرآینه آنان را که ستم کردند بهره‌ای است مانند بهره یارانشان پس شتاب نجویند از من‌///پس بی‌گمان برای کسانی که ستم کردند پیامدی بد است؛ همانند پیامد بد یارانشان. پس در خواستن عذاب از من شتاب نجویند. quran_en_fa Woe, then, to the Unbelievers, on account of that Day of theirs which they have been promised! پس وای بر کسانی که کافر شدند از آن روزشان که به آن وعده داده می‌شوند.///پس وای بر کسانی که کافر شدند از آن روزشان که به آن وعده داده می‌شوند.///واى بر کافران، از آن روز که آنها را وعده داده‌اند.///پس واى بر کسانى که کافر شدند از آن روزشان که وعده داده مى‌شوند///پس واى بر کسانى که کافر شده‌اند از آن روزى که وعده یافته‌اند.///پس واى بر کسانى که کفر ورزیدند، از روزى که وعده داده مى‌شوند.///پس (آن گاه که زمان کیفر فرا رسید) وای بر آنان که کافر شدند از آن روز سختی که (رسولان) به آنها وعده می‌دهند (که در دنیا به قتل و اسارت و در عقبی به قهر و عقوبت محکومند).///پس وای بر کافران از آن روزشان که وعده‌اش را به ایشان داده‌اند///پس وای بر کسانی که کافر شدند از روزی که به آنها وعده داده می‌شود!///پس وای از برای آنان که کفر ورزیدند از روز ایشان که وعده داده شوند///پس وای برای کسانی که کافر شدند از آن روزشان که وعده داده می‌شوند. quran_en_fa By the Mount (of Revelation); سوگند به [کوه] طور،///سوگند به [کوه] طور،///قسم به کوه طور،///سوگند به طور///سوگند به طور،///سوگند به [کوه] طور!///قسم به طور سینا.///سوگند به [کوه‌] طور///سوگند به کوه طور،///سوگند به طور///سوگند به (کوه) طور. quran_en_fa By a Decree inscribed و به کتابی که نوشته شده،///و به کتابی که نوشته شده،///و قسم به کتاب نوشته شده،///و سوگند به کتاب نوشته شده///و کتابى نگاشته شده،///و سوگند به کتابى نوشته شده،///قسم به کتاب مسطور (قرآن).///و به کتابی نوشته‌///و کتابی که نوشته شده،///و نامه نوشته‌///و به کتابی نگاشته شده quran_en_fa In a Scroll unfolded; در صفحه‌ای باز و گسترده،///در صفحه‌ای باز و گسترده،///در صفحه‌اى گشاده،///در ورقى سر گشاده///در طومارى گسترده؛///در صفحه‌اى گشوده!///که در صحیفه‌ای گشوده فرستاد.///در ورقی سرگشاده‌///در صفحه‌ای گسترده،///در پوستی گسترده‌///در طوماری گسترده. quran_en_fa By the much-frequented Fane; و به آن خانه آباد،///و به آن خانه آباد،///و قسم به بیت المعمور،///و سوگند به بیت المعمور///سوگند به آن خانه آباد [خدا]؛///و سوگند به آن خانه‌ى آباد،///قسم به بیت المعمور (کعبه اهل زمین یا مسجد ملایک آسمان).///و به بیت‌المعمور///و سوگند به «بیت المعمور»،///و خانه آبادان‌///سوگند به آن خانه‌ی آباد [: کعبه و قلب حضرت محمدص] quran_en_fa By the Canopy Raised High; و به آن سقف برافراشته،///و به آن سقف برافراشته،///و قسم به این سقف برافراشته،///و سوگند به سقف برافراشته///سوگند به بام بلند [آسمان‌]،///و سوگند به [آسمان،] این سقف برافراشته!///قسم به طاق بلند آسمان.///و به سقف برافراشته‌///و سقف برافراشته،///و پوش افراشته‌///سوگند به بام بلند [: آسمان و آسمان قلب محمدص] quran_en_fa And by the Ocean filled with Swell;- و به آن دریای مملو و برافروخته،///و به آن دریای مملو و برافروخته،///و قسم به دریاى مالامال،///و سوگند به دریاى آکنده///و آن دریاى سرشار [و افروخته‌]،///و سوگند به دریاى شعله‌ور!///قسم به دریای آتش فروزان (که خدا روز قیامت دریا را آتش سازد و بر دوزخیان فرو ریزد).///و به دریای سرشار [از آتش‌]///و دریای مملو و برافروخته،///و دریای آکنده‌///و به دریای افروخته [: دریای دل فروزان محمدص]؛ quran_en_fa Verily, the Doom of thy Lord will indeed come to pass;- که بی تردید عذاب پروردگارت واقع شدنی است؛///که بی تردید عذاب پروردگارت واقع شدنی است؛///که عذاب پروردگارت واقع شدنى است.///که بى‌تردید عذاب پروردگار تو واقع شدنى است///که عذاب پروردگارت واقع‌شدنى است؛///که عذاب پروردگارت قطعا واقع‌شدنى است.///قسم به این امور که البته عذاب خدای تو واقع خواهد شد.///که عذاب پروردگارت واقع شدنی است‌///که عذاب پروردگارت واقع می‌شود،///همانا عذاب پروردگار تو است فرودآینده‌///(که) همواره عذاب پروردگارت همانا واقعی و شدنی است. quran_en_fa There is none can avert it;- و آن را هیچ مانع و بازدارنده‌ای نیست.///و آن را هیچ مانع و بازدارنده‌ای نیست.///و آن را دفع‌کننده‌اى نیست.///آن را هیچ بازدارنده‌اى نیست///آن را هیچ بازدارنده‌اى نیست.///بازدارنده‌اى ندارد.///هیچ کس دافع آن نخواهد بود.///و برگردانی ندارد///و چیزی از آن مانع نخواهد بود!///نیستش دورکننده‌///برایش هیچ بازدارنده‌ای نیست. quran_en_fa On the Day when the firmament will be in dreadful commotion. [و آن در] روزی [است] که آسمان به حرکت و لرزه‌ای سخت در آید؛///[و آن در] روزی [است] که آسمان به حرکت و لرزه‌ای سخت در آید؛///روزى که آسمان سخت بچرخد،///روزى که آسمان سخت به لرزه در آید///روزى که آسمان سخت در تب و تاب افتد،///روزى که آسمان به شدت در هم پیچیده شود.///روزی که آسمان سخت جنبش کند.///روزی که آسمان به شدت درهم گردد///(این عذاب الهی) در آن روزی است که آسمان به شدت به حرکت درمی‌آید،///روزی که خزد آسمان خزیدنی‌///روزی که آسمان روان گردد، چه روان‌شدنی! quran_en_fa And the mountains will fly hither and thither. و کوه‌ها [چون گرد و غبار] سریع و تند، روان شوند.///و کوه‌ها [چون گرد و غبار] سریع و تند، روان شوند.///و کوه‌ها به شتاب روان شوند،///و کوه‌ها [جمله‌] به حرکت در آیند///و کوهها [جمله‌] به حرکت درآیند.///و کوه‌ها از جا کنده شده، [چون گرد و غبار] به شتاب روان گردند.///و کوهها تند به گردش آید.///و کوهها به شدت روان شود///و کوه‌ها از جا کنده و متحرک می‌شوند!///و روان شوند کوه‌ها روان شدنی‌///و کوه‌ها (جمله) به حرکتی سریع درآیند، چه سرعتی! quran_en_fa Then woe that Day to those that treat (Truth) as Falsehood;- پس در آن روز وای بر تکذیب کنندگان!///پس در آن روز وای بر تکذیب کنندگان!///پس در آن روز، واى بر تکذیب‌کنندگان.///پس در آن روز واى بر تکذیب کنندگان///پس واى بر تکذیب‌کنندگان در آن روز.///پس در آن روز، واى بر تکذیب‌کنندگان!///در آن روز سخت وای بر آنان که (وعده حق و کتاب و رسول او را) تکذیب کردند.///آری در چنین روزی وای بر دروغ‌انگاران‌///وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان،///پس وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان‌///پس در آن هنگامه وای بر تکذیب‌کنندگان. quran_en_fa That play (and paddle) in shallow trifles. همانان که با فرو رفتن [در گفتار و کردار باطل با حقایق] بازی می‌کنند.///همانان که با فرو رفتن [در گفتار و کردار باطل با حقایق] بازی می‌کنند.///آنان که سرگرم کارهاى باطل خویشند.///آنان که به یاوه‌گویى [و انکار آیات‌] سرگرمند///آنان که به یاوه سرگرمند.///آنان که در باطل فرو رفته‌اند و به یاوه‌سرایى [درباره‌ی آیات الهى] سرگرمند.///آنان که به بازیچه دنیا فرو شدند.///کسانی که به ژاژخایی سرگرمند///همانها که در سخنان باطل به بازی مشغولند!///آنان که در سرگرمیی بازی کنند///کسانی که در فرو رفتنی (در باطل) بازی می‌کنند. quran_en_fa That Day shall they be thrust down to the Fire of Hell, irresistibly. روزی که آنان را با خشونت و زور به سوی آتش می‌رانند.///روزی که آنان را با خشونت و زور به سوی آتش می‌رانند.///روزى که آنها را به قهر به جانب جهنم کشند.///روزى که با خشونت و شدت به سوى آتش جهنم رانده مى‌شوند///روزى که به سوى آتش جهنم کشیده مى‌شوند [چه‌] کشیدنى.///روزى که به سختى به سوى آتش رانده مى‌شوند.///آن روز آنها را سخت به آتش دوزخ برانند.///روزی که به سوی آتش جهنم به شدت رانده شوند///در آن روز که آنها را بزور به سوی آتش دوزخ می‌رانند!///روزی که رانده شوند بسوی آتش دوزخ راندنی‌///روزی که با پرتابی سوی آتش جهنم به شدت کشیده می‌شوند، چه کشیدنی! quran_en_fa "This:, it will be said, "Is the Fire,- which ye were wont to deny! [و به آنان می‌گویند:] این همان آتشی است که همواره آن را تکذیب می‌کردید.///[و به آنان می‌گویند:] این همان آتشی است که همواره آن را تکذیب می‌کردید.///این است آن آتشى که دروغش مى‌انگاشتید.///[گفته شود:] این همان آتشى است که دروغش مى‌پنداشتید. مشغله بیهوده. یلعبون (لعب): بازى مى‌کنند، سرگرم مى‌شوند. یدعون (دع): با خشونت انداخته مى‌شوند، با قهر کشانده مى‌شوند. کنتم تکذبون: تکذیب مى‌کردید/// [و به آنان گویند:] «این همان آتشى است که دروغش مى‌پنداشتید.///[و به آنان می‌گوییم:] «این همان آتشى است که پیوسته آن را تکذیب مى‌کردید.///این همان آتشی است که تکذیب آن می‌کردید.///[و گویند] این همان آتشی است که آن را دروغ می‌انگاشتید///(به آنها می‌گویند:) این همان آتشی است که آن را انکار می‌کردید.///این است آن آتش که بودید بدان تکذیب می‌کردید///(و به آنان گویند:) «این همان آتشی است که به آن (همان را) تکذیب می‌کردید.» quran_en_fa "Is this then a fake, or is it ye that do not see? آیا این آتش هم جادوست [چنانکه در دنیا وحی را جادو می‌پنداشتید] یا شما [این واقعیت آشکار را] نمی‌بینید [چنانکه در دنیا حقایق را نمی‌دیدید؟]///آیا این آتش هم جادوست [چنانکه در دنیا وحی را جادو می‌پنداشتید] یا شما [این واقعیت آشکار را] نمی‌بینید [چنانکه در دنیا حقایق را نمی‌دیدید؟]///آیا این جادوست یا شما نمى‌بینید؟///پس آیا این افسون است یا شما نمى‌بینید///آیا این افسون است؟ یا شما [درست‌] نمى‌بینید؟///پس آیا این [عذاب هم] جادوست؟ یا شما [درست‌] نمى‌بینید؟///آیا این (آتش دوزخ) هم به نظرتان سحر است یا آنکه هنوز چشم بصیرت باز نمی‌کنید؟///آیا پس این جادوست، یا آنکه شما [به چشم بصیرت‌] نمی‌نگرید؟///آیا این سحر است یا شما نمی‌بینید؟!///پس آیا جادوئی است این یا شما نمی‌بینید///«آیا پس این افسونی است‌؟ یا شما (درست‌) نمی‌نگرید؟» quran_en_fa "Burn ye therein: the same is it to you whether ye bear it with patience, or not: Ye but receive the recompense of your (own) deeds." در آن در آیید [و بسوزید]؛ پس صبر کنید یا نکنید برای شما یکسان است. فقط اعمالی را که همواره انجام می‌دادید، جزا داده می‌شوید.///در آن در آیید [و بسوزید]؛ پس صبر کنید یا نکنید برای شما یکسان است. فقط اعمالی را که همواره انجام می‌دادید، جزا داده می‌شوید.///به آتش درآیید. خواه بر آن صبر کنید یا صبر نکنید، تفاوتى نکند. شما را در برابر کارهایى که مى‌کرده‌اید، کیفر مى‌دهند.///داخل آن شوید، مى‌خواهید صبر کنید، یا نکنید، بر شما یکسان است. جز این نیست که بدانچه مى‌کردید مجازات مى‌شوید///به آن درآیید؛ خواه بشکیبید یا نشکیبید، به حال شما یکسان است. تنها به آنچه مى‌کردید مجازات مى‌یابید.»///در آن وارد شوید و بسوزید! پس صبر کنید یا صبر نکنید، براى شما یکسان است، که تنها در برابر آنچه مى‌کردید، جزا داده مى‌شوید.»///باری، به دوزخ در شوید که صبر و بی‌صبری به حالتان یکسان است، و بس آنچه کردید امروز همان را جزا یابید.///وارد آن شوید، و چه صبر کنید، چه صبر نکنید، برایتان یکسان است، فقط در برابر آنچه کرده‌اید جزا می‌یابید///در آن وارد شوید و بسوزید؛ می‌خواهید صبر کنید یا نکنید، برای شما یکسان است؛ چرا که تنها به اعمالتان جزا داده می‌شوید!///بچشیدش که شکیبا شوید یا ناشکیبا یکسان است بر شما جز این نیست که پاداش داده می‌شوید آنچه را بودید می‌کردید///«آن را بیفروزید. پس خواه شکیبایی کنید و خواه شکیبایی نکنید بر زیانتان یکسان است. تنها جزای شما کارهایی است که می‌کرده‌اید.» quran_en_fa As to the Righteous, they will be in Gardens, and in Happiness,- بی تردید پرهیزکاران در بهشت‌ها و نعمتی فراوان اند.///بی تردید پرهیزکاران در بهشت‌ها و نعمتی فراوان اند.///پرهیزگاران در بهشتها و نعمتند.///بى‌شک پرهیزگاران در باغ‌ها و ناز و نعمت‌اند///پرهیزگاران در باغهایى و [در] ناز و نعمتند.///بی‌گمان پرهیزکاران در باغ‌هایی [بهشتی] و نعمتی فراوانند.///متقیان هم در باغهای بهشت پر نعمتند.///پرهیزگاران در بوستانها و ناز و نعمت‌اند///ولی پرهیزگاران در میان باغهای بهشت و نعمتهای فراوان جای دارند،///همانا پرهیزکارانند در باغها و نعمتها///پرهیزگاران بی‌گمان در باغ‌هایی و (در) ناز و نعمتی می‌باشند. quran_en_fa Enjoying the (Bliss) which their Lord hath bestowed on them, and their Lord shall deliver them from the Penalty of the Fire. به آنچه پروردگارشان به آنان عطا کرده و [برای آنکه] پروردگارشان آنان را از عذاب دوزخ مصون داشته، شادمان و مسرورند.///به آنچه پروردگارشان به آنان عطا کرده و [برای آنکه] پروردگارشان آنان را از عذاب دوزخ مصون داشته، شادمان و مسرورند.///از آنچه پروردگارشان به آنها داده است شادمانند، و خدا آنها را از عذاب جهنم نگه داشته است.///به آنچه پروردگارشان به آنها داده شاد و مسرورند و خدایشان آنها را از عذاب دوزخ مصون داشته است///به آنچه پروردگارشان به آنان داده دلشادند، و پروردگارشان آنها را از عذاب دوزخ مصون داشته است.///به آنچه پروردگارشان به آنان داده، شادمانند و پروردگارشان آنان را از عذاب دوزخ نگاه داشته است.///آنان به نعمتی که خدایشان نصیبشان فرموده دلشادند و خدایشان از عذاب دوزخ محفوظشان داشته است.///از آنچه پروردگارشان به آنان ارزانی داشته است، خرمند، و [از اینکه‌] پروردگارشان از عذاب جهنم در امانشان داشته است‌///و از آنچه پروردگارشان به آنها داده و آنان را از عذاب دوزخ نگاه داشته است شاد و مسرورند!///برخوردارند از آنچه دادشان پروردگارشان و بازداشت ایشان را پروردگارشان از عذاب دوزخ‌///به آنچه پروردگارشان به آنان داده سرگرم و دلشادند و پروردگارشان آنها را از عذاب بس زبانه‌دار دوزخ مصون داشته است. quran_en_fa (To them will be said:) "Eat and drink ye, with profit and health, because of your (good) deeds." [به آنان گویند:] به پاداش اعمالی که همواره انجام می‌دادید [از این نعمت‌ها] بخورید و بیاشامید، گوارایتان باد.///[به آنان گویند:] به پاداش اعمالی که همواره انجام می‌دادید [از این نعمت‌ها] بخورید و بیاشامید، گوارایتان باد.///به پاداش کارهایى که کرده‌اید بخورید و بیاشامید. گوارایتان باد.///به [پاداش‌] آنچه مى‌کردید بخورید و بنوشید، گوارایتان باد/// [به آنان گویند:] «به [پاداش‌] آنچه به جاى مى‌آوردید بخورید و بنوشید؛ گواراتان باد!»///[به آنان گفته مى‌شود:] «به خاطر اعمالى که انجام مى‌دادید، گوارا بخورید و بیاشامید!»///بخورید و بیاشامید شما را گوارا باد به پاداش اعمال نیکی که انجام می‌دادید.///به خاطر آنچه کرده‌اید، به گوارایی بخورید و بیاشامید///(به آنها گفته می‌شود:) بخورید و بیاشامید گوارا؛ اینها در برابر اعمالی است که انجام می‌دادید!///بخورید و بیاشامید گوارا بدانچه بودید می‌کردید///(به آنان گویند:) «به (پاداش) آنچه به جای می‌آورید به گوارایی بخورید و بنوشید.» quran_en_fa They will recline (with ease) on Thrones (of dignity) arranged in ranks; and We shall join them to Companions, with beautiful big and lustrous eyes. [این] در حالی [است] که بر تخت هایی ردیف و به هم پیوسته تکیه می‌زنند و حورالعین را به همسری آنان در می‌آوریم.///[این] در حالی [است] که بر تخت هایی ردیف و به هم پیوسته تکیه می‌زنند و حورالعین را به همسری آنان در می‌آوریم.///بر آن تختهاى کنار هم چیده، تکیه مى‌زنند. حوریان را همسرشان مى‌گردانیم.///بر تخت‌هایى ردیف هم تکیه زنند، و حوران درشت چشم را همسرشان گردانیم///بر تختهایى ردیف هم تکیه زده‌اند و حوران درشت‌چشم را همسر آنان گردانده‌ایم.///بر تخت‌هاى ردیف شده تکیه می‌کنند و زیبارویانی سیاه‌چشم را به همسرى آنان در مى‌آوریم.///در حالی که نزدیک هم بر تختها (ی عزت) تکیه زده‌اند و ما حور العین را همجفت آنان گردانیده‌ایم.///[آنان‌] بر تختهای رج زده تکیه زده‌اند و آنان را جفت حوریان درشت چشم گردانیم‌///این در حالی که بر تختهای صف‌کشیده در کنار هم تکیه می‌زنند، و «حور العین» را به همسری آنها درمی‌آوریم!///تکیه کنند بر تختهائی به صف‌آورده و همسر گردانیدیمشان با حورعین (سفید پوستان چشم درشت)///در حالی‌که بر تخت‌هایی ردیف (یکدیگر) تکیه زده‌اند اینان را همسران و حوران درشت‌چشم گردانده‌ایم. quran_en_fa And those who believe and whose families follow them in Faith,- to them shall We join their families: Nor shall We deprive them (of the fruit) of aught of their works: (Yet) is each individual in pledge for his deeds. و کسانی که ایمان آوردند و فرزندانشان [به نوعی] در ایمان از آنان پیروی کردند، فرزندانشان را [در بهشت] به آنان ملحق می‌کنیم و هیچ چیز از اعمالشان را نمی‌کاهیم؛ هر انسانی در گرو اعمال خویش است.///و کسانی که ایمان آوردند و فرزندانشان [به نوعی] در ایمان از آنان پیروی کردند، فرزندانشان را [در بهشت] به آنان ملحق می‌کنیم و هیچ چیز از اعمالشان را نمی‌کاهیم؛ هر انسانی در گرو اعمال خویش است.///کسانى که خود ایمان آوردند و فرزندانشان در ایمان، پیرویشان کردند. فرزندانشان را به آنها ملحق مى‌کنیم و از پاداش عملشان هیچ نمى‌کاهیم که هر کسى در گرو کار خویشتن است.///و کسانى که ایمان آوردند و فرزندانشان در ایمان پیروى‌شان کردند، فرزندانشان را به آنها ملحق کنیم و از [پاداش‌] عملشان چیزى نکاهیم. هر کسى در گرو دستاورد خویش است///و کسانى که گرویده و فرزندانشان آنها را در ایمان پیروى کرده‌اند، فرزندانشان را به آنان ملحق خواهیم کرد و چیزى از کار [ها] شان را نمى‌کاهیم. هر کسى در گرو دستاورد خویش است.///و کسانى که ایمان آوردند و فرزندانشان، در ایمان از آنان پیروى کردند، ما ذریه فرزندانشان را به آنان ملحق مى‌کنیم و از [پاداش] عملشان هیچ نمی‌کاهیم. [آرى!] هر کس در گرو اعمال خویش است.///و آنان که ایمان آوردند و فرزندانشان هم در ایمان پیرو ایشان شدند ما آن فرزندان را به آنها برسانیم و از پاداش عمل آنان هیچ نکاهیم. هر نفسی در گرو عملی است که اندوخته است.///و کسانی که ایمان آورده‌اند و زاد و رودشان در ایمان از ایشان پیروی کرده‌اند، زاد و رودشان را به ایشان ملحق سازیم، و چیزی از [جزای‌] عملشان نکاهیم، هر انسانی در گرو کار و کردار خویش است‌///کسانی که ایمان آوردند و فرزندانشان به پیروی از آنان ایمان اختیار کردند، فرزندانشان را (در بهشت) به آنان ملحق می‌کنیم؛ و از (پاداش) عملشان چیزی نمی‌کاهیم؛ و هر کس در گرو اعمال خویش است!///و آنان که ایمان آوردند و پیروی کردند ایشان را فرزندانشان به ایمان پیوستیم بدیشان فرزندانشان را و نکاستیمشان از کردارشان چیزی هر مردی است بدانچه فراهم آورده است گروگان‌///و کسانی که ایمان آوردند و فرزندان و پیروانشان در ایمان از آنان پیروی کردند، ایشان را به آنان ملحق کردیم و چیزی از کار ایشان نکاستیم. هر کسی در گرو دستاورد خویش است. quran_en_fa And We shall bestow on them, of fruit and meat, anything they shall desire. و [همواره] به آنان انواع میوه‌ها و گوشتهایی که دلخواه آنان است، می‌رسانیم.///و [همواره] به آنان انواع میوه‌ها و گوشتهایی که دلخواه آنان است، می‌رسانیم.///و پیوسته از هر گونه که بخواهند، میوه و گوشت، عطایشان مى‌کنیم.///و از انواع میوه‌ها و گوشتى که دلخواه آنهاست عطایشان مى‌کنیم///با [هر نوع‌] میوه و گوشتى که دلخواه آنهاست آنان را مدد [و تقویت‌] مى‌کنیم.///و پى‌درپى از میوه و گوشتی که بخواهند، به آنان مى‌رسانیم.///و بر آن بهشتیان از هر نوع میوه و گوشت‌های لذیذ که مایل باشند فراوان بیفزاییم.///و ایشان را پی در پی از میوه‌ها و گوشت [پرندگانی‌] که خوش دارند می‌دهیم‌///و همواره از انواع میوه‌ها و گوشتها -از هر نوع که بخواهند- در اختیارشان می‌گذاریم!///و کمک کردیمشان به میوه و گوشتی از آنچه هوس کنند///در حالی‌که با (هر نوع) میوه‌ای و گوشتی که دلخواه آنهاست آنان را مدد (و تقویت) کردیم. quran_en_fa They shall there exchange, one with another, a (loving) cup free of frivolity, free of all taint of ill. آنان در بهشت، جام‌های [پر از شراب طهور را] که نه در آن [پس از نوشیدنش، زمینه] بیهوده گویی و نه [خوردنش] گناه است، از دست یکدیگر می‌گیرند.///آنان در بهشت، جام‌های [پر از شراب طهور را] که نه در آن [پس از نوشیدنش، زمینه] بیهوده گویی و نه [خوردنش] گناه است، از دست یکدیگر می‌گیرند.///در آنجا جام مى‌دهند و جام مى‌ستانند، که در آن نه سخن بیهوده باشد و نه ارتکاب گناه.///در آن جا، از دست هم [به شوخى‌] جام مى‌ربایند [ولى‌] در آن نه سخن بیهوده باشد و نه گناهکارى///در آنجا جامى از دست هم مى‌ربایند [و بر سرش همچشمى مى‌کنند] که در آن نه یاوه گویى است و نه گناه.///آنان در بهشت، جامى پر شراب را [دوستانه از هم مى‌گیرند و] دست به دست می‌دهند که در [نوشیدن] آن نه بیهوده‌گویى است و نه گنهکارى.///آنها در بهشت جام شراب گوارا را چنان سریع از دست هم بگیرند که گویی منازعه می‌کنند در صورتی که آنجا کار لغو و باطل و نزاع و خلاف و بزهکاری هیچ نیست.///در آنجا جامی را که نه مایه بیهوده‌گویی و نه گناه است، از دست هم می‌گیرند///آنها در بهشت جامهای پر از شراب طهور را که نه بیهوده‌گویی در آن است و نه گناه، از یکدیگر می‌گیرند!///بربایند از همدیگر جامی را (یا بستیزند با هم در جامی) که نه هرزه است در آن و نه گناه‌آوری‌///در آنجا جامی از دست هم می‌ربایند که در آن (ربودن جام) نه یاوه‌ای است و نه بازدارندگی از خیری. quran_en_fa Round about them will serve, (devoted) to them, young male servants (handsome) as Pearls well-guarded. و [همواره برای پذیرایی از آنان] نوجوانانی پیرامونشان می‌گردند که گویا مرواریدی نهفته در صدف هستند.///و [همواره برای پذیرایی از آنان] نوجوانانی پیرامونشان می‌گردند که گویا مرواریدی نهفته در صدف هستند.///غلامانشان چون مروارید پنهان در صدف، به گردشان مى‌چرخند.///و براى [خدمتشان‌] پسرانى خاص آنها چون مروارید درون [صدف‌] بر گردشان مى‌چرخند///و براى [خدمت‌] آنان پسرانى است که بر گردشان همى‌گردند، انگارى آنها مرواریدى‌اند که [در صدف‌] نهفته است.///و [براى خدمت به آنان،] پیوسته نوجوانانى گردشان مى‌چرخند، که همچون مروارید در صدفند.///و پسرانی مانند لؤلؤ مکنون گردشان (بر انجام خدمت) می‌گردند.///و بر گرداگرد آنان جوانان [خدمتکار] شان می‌گردند که گویی ایشان مروارید نهفته‌اند///و پیوسته بر گردشان نوجوانانی برای (خدمت) آنان گردش می‌کنند که همچون مرواریدهای درون صدفند!///و گردش کنند بر ایشان پسرانی گوئیا آنانند مرواریدی پوشیده‌///و برای (خدمت) آنان پسرانی است که بر گردشان همی‌گردند، انگار بی‌گمان (آنان‌) مرواریدی‌اند که (در صدف) نهفته است. quran_en_fa They will advance to each other, engaging in mutual enquiry. و به یکدیگر روی می‌کنند [و از احوالات گذشته] از هم می‌پرسند.///و به یکدیگر روی می‌کنند [و از احوالات گذشته] از هم می‌پرسند.///پرسش‌کنان روى به یکدیگر مى‌کنند؛///و برخى‌شان رو به برخى دیگر کرده از هم بپرسند///و برخى‌شان رو به برخى کنند [و] از هم پرسند،///و به یکدیگر روی کرده، از [حال‌] هم مى‌پرسند.///و آنها با هم به صحبت رو کرده و از سرگذشت یکدیگر پرسش کنند.///و بعضی از آنان به بعضی دیگر به همپرسی روی آورند///در این هنگام رو به یکدیگر کرده (از گذشته) سؤال می‌نمایند؛///و روی آورد برخی از ایشان به برخی پرسش‌کنان‌///و برخیشان رو به برخی کردند، حال آنکه از هم می‌پرسند. quran_en_fa They will say: "Aforetime, we were not without fear for the sake of our people. می‌گویند: ما پیش‌تر [در دنیا] در میان کسان خود [از عذاب امروز] ترسان بودیم؛///می‌گویند: ما پیش‌تر [در دنیا] در میان کسان خود [از عذاب امروز] ترسان بودیم؛///مى‌گویند: پیش از این در میان کسانمان، تنها ما از خدا مى‌ترسیدیم.///گویند: به راستى ما پیش‌تر در میان کسان خود بیمناک بودیم///گویند: «ما پیشتر در میان خانواده خود بیمناک بودیم.///می‌گویند: «ما پیش از این [در دنیا] نسبت به خانواده‌ی خویش خیرخواه بودیم.///و با هم گویند: ما از پیش میان اهل و قبیله خود خداترس بودیم.///گویند ما پیش از این، در میان خانواده‌مان بیمناک بودیم‌///می‌گویند: «ما در میان خانواده خود ترسان بودیم (مبادا گناهان آنها دامن ما را بگیرد)!///گفتند همانا ما بودیم پیش از این در خاندان خویش هراسان‌///گفتند: «ما پیشتر در میان خانواده‌ی خود با مهربانی (از عذاب) بیمناک بودیم.» quran_en_fa "But Allah has been good to us, and has delivered us from the Penalty of the Scorching Wind. ولی خدا بر ما منت نهاد و ما را از عذاب مرگبار حفظ کرد.///ولی خدا بر ما منت نهاد و ما را از عذاب مرگبار حفظ کرد.///پس خدا بر ما منت نهاد و ما را از عذاب سموم نگه داشت.///پس خدا بر ما منت نهاد و از عذاب سوزنده‌ى نافذ نگاهمان داشت///پس خدا بر ما منت نهاد و ما را از عذاب گرم [مرگبار] حفظ کرد.///پس خداوند بر ما منت نهاد و ما را از عذاب سوزان نگاه داشت.///خدا هم بر ما منت نهاد و ما را از عذاب سموم دوزخ محفوظ داشت.///سپس خداوند بر ما منت نهاد [و نعمت داد] و ما را از عذاب آتشباد [جهنم‌] در امان داشت‌///اما خداوند بر ما منت نهاد و از عذاب‌کشنده ما را حفظ کرد!///پس منت نهاد خدا بر ما و نگهداشت ما را از عذاب نفوذکننده‌///«پس خدا بر ما منت گذاشت و ما را از عذاب سمی نگه داشت.» quran_en_fa "Truly, we did call unto Him from of old: truly it is He, the Beneficent, the Merciful!" از پیش او را [برای نجات از عذاب] می‌خواندیم؛ زیرا که او نیکوکار و مهربان است.///از پیش او را [برای نجات از عذاب] می‌خواندیم؛ زیرا که او نیکوکار و مهربان است.///ما پیش از این او را مى‌خواندیم، که او احسان‌کننده و مهربان است.///به راستى ما پیش از این او را مى‌خواندیم [و مى‌پرستیدیم‌] بى‌تردید او نیکى‌رسان و مهربان است///ما از دیرباز او را مى‌خواندیم، که او همان نیکوکار مهربان است.»///زیرا ما پیش از این همواره او را مى‌خواندیم. همانا اوست نیکوکار مهربان.»///زیرا ما از این پیش خدا را به حقیقت پرستش می‌کردیم که او خود (بر بندگانش) بسیار نیکخواه و مهربان است.///ما پیش از این او را [به دعا و نیایش‌] می‌خواندیم، اوست که نیکوکار مهربان است‌///ما از پیش او را می‌خواندیم (و می‌پرستیدیم)، که اوست نیکوکار و مهربان!»///که ما بودیم از پیش می‌خواندیمش همانا او است نکوکار مهربان‌///«ما بی‌گمان از دیرباز او را می‌خواندیم، که او، (هم) او بس نیکوی رحمتگر بر ویژگان است.» quran_en_fa Therefore proclaim thou the praises (of thy Lord): for by the Grace of thy Lord, thou art no (vulgar) soothsayer, nor art thou one possessed. پس [مشرکان را] هشدار ده که تو به لطف و رحمت پروردگارت نه کاهنی نه دیوانه؛///پس [مشرکان را] هشدار ده که تو به لطف و رحمت پروردگارت نه کاهنی نه دیوانه؛///پندشان ده، که تو به برکت نعمت پروردگارت نه کاهن هستى و نه مجنون.///پس تذکر ده که تو به لطف پروردگارت نه کاهنى و نه دیوانه///پس اندرز ده که تو به لطف پروردگارت نه کاهنى و نه دیوانه.///پس [ای پیامبر! به مردم] یادآوری کن، که به لطف پروردگارت تو نه کاهن و پیشگویى و نه دیوانه و جن‌زده.///پس (ای رسول ما، خلق را) متذکر ساز که به نعمت پروردگارت از جنون و کهانت هیچ در تو نیست.///پس پند ده که تو به نعمت پروردگارت نه کاهنی و نه دیوانه‌///پس تذکر ده، که به لطف پروردگارت تو کاهن و مجنون نیستی!///پس یادآوری کن که نیستی تو قسم به نعمت پروردگارت پیش‌گوئی و نه دیوانه‌///پس یادآوری (شان) کن که تو به نعمت پروردگارت نه کاهنی و نه دیوانه‌ای. quran_en_fa Or do they say:- "A Poet! we await for him some calamity (hatched) by Time!" بلکه این سبک مغزانند که می‌گویند: او شاعری است که برای او حوادث تلخ روزگار و آمدن مرگش را انتظار می‌بردیم!///بلکه این سبک مغزانند که می‌گویند: او شاعری است که برای او حوادث تلخ روزگار و آمدن مرگش را انتظار می‌بردیم!///یا مى‌گویند: شاعرى است و ما براى وى منتظر حوادث روزگاریم.///آیا مى‌گویند: شاعرى است که ما براى وى منتظر مرگ و حوادث روزگاریم///یا مى‌گویند: «شاعرى است که انتظار مرگش را مى‌بریم [و چشم به راه بد زمانه بر اوییم‌].»///بلکه [کافران] مى‌گویند: «او شاعرى است که ما برای او چشم به راه حوادث تلخ و مرگ او هستیم.»///بلکه (کافران نادان) گویند: (محمد) شاعری است ماهر و ما حادثه مرگ او را انتظار داریم.///مگر گویند شاعری است که ما در حق او حوادث روزگار [/مرگ‌] را انتظار می‌کشیم‌///بلکه آنها می‌گویند: «او شاعری است که ما انتظار مرگش را می‌کشیم!»///یا گویند شاعری است که چشم به راهیم بدو گردش روزگار را (یا پیش‌آمدهای مرگ)///یا می‌گویند: «شاعری است (که) بسی انتظار مرگش را می‌بریم (و چشم به راه بد زمانه بر اوییم).» quran_en_fa Say thou: "Await ye!- I too will wait along with you!" بگو: [هلاکت خود را] انتظار برید که من هم با شما از منتظرانم.///بگو: [هلاکت خود را] انتظار برید که من هم با شما از منتظرانم.///بگو: شما منتظر بمانید که من نیز با شما انتظار مى‌کشم.///بگو: منتظر باشید که من نیز با شما از منتظرانم///بگو: «منتظر باشید که من [نیز] با شما از منتظرانم.»///[به آنان] بگو: «در انتظار باشید که من نیز با شما در انتظار مى‌مانم. [شما در انتظار مرگ من و من در انتظار پیروزى بر شما.]»///بگو: شما به انتظار (مرگ من) باشید که من هم از منتظران (مرگ و هلاک شما) هستم.///بگو منتظر باشید که من هم همراه شما از منتظرانم‌///بگو: «انتظار بکشید که من هم با (شما انتظار می‌کشم شما انتظار مرگ مرا، و من انتظار نابودی شما را با عذاب الهی)!»///بگو چشم به راه باشید که منم با شما از چشم به راهان‌///بگو: «منتظر باشید، پس من (نیز) با شما از منتظرانم.» quran_en_fa Is it that their faculties of understanding urge them to this, or are they but a people transgressing beyond bounds? آیا عقل هایشان آنان را به این گفتارهای باطل و یاوه [بر ضد تو و قرآن] وا می‌دارد، یا [نه] آنان مردمی طغیان‌گر و سرکش اند؟///آیا عقل هایشان آنان را به این گفتارهای باطل و یاوه [بر ضد تو و قرآن] وا می‌دارد، یا [نه] آنان مردمی طغیان‌گر و سرکش اند؟///آیا آنان را رؤیاهایشان به این پندارها کشانده یا خود مردمى طاغى هستند.///آیا عقل‌هایشان آنها را به این [موضعگیرى‌] وا مى‌دارد یا آنها مردمى سرکش هستند///آیا پندارهایشان آنان را به این [موضعگیرى‌] وا مى‌دارد یا [نه،] آنها مردمى سرکشند؟///آیا خردهایشان آنان را به این [یاوه‌گویی‌ها] وامى‌دارد؟ یا آنان قومى سرکشند؟///آیا زیرکی و خیالات باطلشان بر این وا می‌دارد (که تکذیب تو کنند) یا (از جهل و کبر و نخوت) خود قومی سرکش و نافرمانند؟///یا مگر خردهایشان آنان را به این امر فرمان می‌دهد، یا مگر ایشان قومی طغیانگرند///آیا عقلهایشان آنها را به این اعمال دستور می‌دهد، یا قومی طغیانگرند؟///یا دستورشان دهد خردهاشان بدین بلکه ایشانند گروهی گردنکش‌///یا پندارهای خواب‌آلودشان، آنان را به این (موضعگیری) وا می‌دارد یا آنان گروهی سرکشند؟ quran_en_fa Or do they say, "He fabricated the (Message)"? Nay, they have no faith! یا می‌گویند: قرآن را از پیش خود ساخته [و به خدا نسبت داده است؟ چنین نیست که می‌پندارند]، بلکه [قرآن وحی الهی است، ولی اینان] ایمان نمی‌آورند.///یا می‌گویند: قرآن را از پیش خود ساخته [و به خدا نسبت داده است؟ چنین نیست که می‌پندارند]، بلکه [قرآن وحی الهی است، ولی اینان] ایمان نمی‌آورند.///یا مى‌گویند: قرآن را خود ساخته است. نه، آنها ایمان نمى‌آورند.///یا مى‌گویند: آن [قرآن‌] را خود ساخته؟ [نه، اینها بهانه است‌] بلکه ایمان نمى‌آورند///یا مى‌گویند: «آن را بربافته.» [نه،] بلکه باور ندارند.///یا مى‌گویند: «[محمد، قرآن را خود ساخته و] به خدا نسبت داده است!» بلکه آنان [به سبب سرکشی و حسد،] ایمان نمى‌آورند.///بلکه می‌گویند: او قرآن را از پیش خود فرابافته است (چنین نیست) بلکه آنها ایمان نمی‌آورند.///یا گویند آن را از خود بربافته است، حق این است که ایمان نمی‌ورزند///یا می‌گویند: «قرآن را به خدا افترا بسته»، ولی آنان ایمان ندارند.///یا گویند پرداختش (پرداخت این سخن را) بلکه ایمان نیارند///یا می‌گویند: «آن را بربافته.» بلکه ایمان نمی‌آورند. quran_en_fa Let them then produce a recital like unto it,- If (it be) they speak the truth! پس اگر [در ادعای خود] راستگویید، سخنی مانند آن بیاورید.///پس اگر [در ادعای خود] راستگویید، سخنی مانند آن بیاورید.///اگر راست مى‌گویند، سخنى مانند آن بیاورند.///پس باید سخنى مانند آن بیاورند اگر راست مى‌گویند///پس اگر راست مى‌گویند، سخنى مثل آن بیاورند.///پس اگر راستگویند، سخنى مانند آن بیاورند.///پس اگر راست می‌گویند آنها هم کلامی مانند قرآن بیاورند.///پس اگر راستگو هستند سخنی مانند آن بیاورند///اگر راست می‌گویند سخنی همانند آن بیاورند!///پس بیارند داستانی همانندش اگر هستند راستگویان‌///پس اگر (از) راستان بوده‌اند، سخنی همانند آن بیاورند. quran_en_fa Were they created of nothing, or were they themselves the creators? آیا آنان از غیر [آن] چیزی [که دیگران را از آن آفریده‌اند،] آفریده شده‌اند.///آیا آنان از غیر [آن] چیزی [که دیگران را از آن آفریده‌اند،] آفریده شده‌اند.///آیا بى‌هیچ خالقى پدید آمده‌اند یا خود خالق خویشند؟///آیا آنها از هیچ [و بى‌هیچ خالقى‌] خلق شده‌اند یا خود خالق [خویش‌] اند///آیا از هیچ خلق شده‌اند؟ یا آنکه خودشان خالق [خود] هستند؟///آیا از هیچ آفریده شده‌اند؟ یا خود آفریدگار خویشند؟!///آیا این خلق (بدون خالق) از نیستی صرف به وجود آمدند؟ یا (خویشتن را) خود خلق کردند؟///یا از هیچ خلق شده‌اند، یا آنکه خودشان خالق [خود] اند؟///یا آنها بی هیچ آفریده شده‌اند، یا خود خالق خویشند؟!///یا آفریده شدند بی چیزی یا ایشانند آفرینندگان‌///یا از هیچ خلق شده‌اند یا آنکه خودشان آفریدگار (خود) ند؟ quran_en_fa Or did they create the heavens and the earth? Nay, they have no firm belief. یاآنان آسمان‌ها و زمین را آفریده‌اند؟ نه، بلکه یقین ندارند.///یاآنان آسمان‌ها و زمین را آفریده‌اند؟ نه، بلکه یقین ندارند.///یا آسمانها و زمین را خلق کرده‌اند؟ نه، به یقین نرسیده‌اند.///مگر آسمان‌ها و زمین را آنها خلق کرده‌اند [که فرمان نپذیرند]؟ بلکه جویاى یقین نیستند///آیا آسمانها و زمین را [آنان‌] خلق کرده‌اند؟ [نه،] بلکه یقین ندارند.///آیا آسمان‌ها و زمین را آفریده‌اند؟! بلکه [حق این است که آنها] یقین ندارند.///یا آنکه آسمانها و زمین را این مردم آفریدند؟ نه، بلکه به یقین (خدا را) نشناختند.///یا آسمانها و زمین را آفریده‌اند، حق این است که یقین نمی‌ورزند///آیا آنها آسمانها و زمین را آفریده‌اند؟! بلکه آنها جویای یقین نیستند!///یا آفریدند آسمانها و زمین را بلکه ایشان یقین ندارند///یا آسمان‌ها و زمین را (هم) خلق کرده‌اند؟ (نه)، بلکه یقین ندارند. quran_en_fa Or are the Treasures of thy Lord with them, or are they the managers (of affairs)? آیا خزانه‌های [علم و قدرت] پروردگارت نزد آنان است [که هر کس را اینان به پیامبری برگزینند، پیامبر است و چون تو را پیامبر نمی‌دانند، پس پیامبر نیستی؟] یا بر تدبیر امور هستی و بر خدا مسلط اند [که اگر بخواهند این مقام را از تو سلب کنند، بتوانند؟]///آیا خزانه‌های [علم و قدرت] پروردگارت نزد آنان است [که هر کس را اینان به پیامبری برگزینند، پیامبر است و چون تو را پیامبر نمی‌دانند، پس پیامبر نیستی؟] یا بر تدبیر امور هستی و بر خدا مسلط اند [که اگر بخواهند این مقام را از تو سلب کنند، بتوانند؟]///یا خزاین پروردگارت نزد آنهاست؟ یا بر چیزى تسلط یافته‌اند،///آیا ذخایر پروردگار تو نزد آنهاست یا ایشان [بر جهان هستى‌] تسلط دارند///آیا ذخایر پروردگار تو پیش آنهاست؟ یا ایشان تسلط [تام‌] دارند؟///آیا گنجینه‌هاى پروردگارت نزد آنان است؟ یا آنها [براین عالم] چیرگی دارند؟///آیا گنجهای رحمت پروردگارت نزد آنهاست یا هیچ قدرت و سلطنتی دارند؟///یا گنجینه‌های پروردگارت نزد آنهاست، یا آنان چیرگانند؟///آیا خزاین پروردگارت نزد آنهاست؟! یا بر همه چیز عالم سیطره دارند؟!///یا نزد ایشان است گنجهای پروردگار تو یا ایشانند فرمانفرمایان (فرمانروایان)///یا ذخایر پروردگار تو نزد آنهاست‌؟ یا (هم) ایشان تسلط (تام بر آنها) دارند؟ quran_en_fa Or have they a ladder, by which they can (climb up to heaven and) listen (to its secrets)? Then let (such a) listener of theirs produce a manifest proof. یا برای آنان نردبانی است که [بر آن برشوند و] در آن خبرهای غیبی را بشنوند؟ پس باید شنونده‌اش دلیلی آشکار [بر ادعایش] بیاورد؟///یا برای آنان نردبانی است که [بر آن برشوند و] در آن خبرهای غیبی را بشنوند؟ پس باید شنونده‌اش دلیلی آشکار [بر ادعایش] بیاورد؟///یا نردبامى دارند که از آن بالا مى‌روند و گوش فرامى‌دهند؟ پس آن که گوش فراداده حجتى آشکار بیاورد.///آیا آنها نردبانى دارند در آن [اخبار غیبى را] مى‌شنوند؟ پس باید شنونده‌ى آنان برهانى آشکار بیاورد///آیا نردبانى دارند که بر آن [بر شوند و] بشنوند؟ پس باید شنونده آنان برهانى آشکار بیاورد.///آیا نردبانى دارند که با آن [اسرار آسمان‌ها را] مى‌شنوند؟ پس شنونده‌ى آنان دلیلى روشن بیاورد.///یا نردبامی دارند که به آسمان بر شوند و (سخن وحی فرشتگان) بشنوند؟ اگر چنین است شنونده‌شان حجت روشن بیاورد.///یا نردبانی دارند که [بر آن بالا رفته‌] [اسرار را] با آن می‌شنوند، در این صورت شنونده آنان دلیلی آشکار بیاورد///آیا نردبانی دارند (که به آسمان بالا می‌روند) و بوسیله آن اسرار وحی را می‌شنوند؟! کسی که از آنها این ادعا را دارد دلیل روشنی بیاورد!///یا آنان را است نردبانی که بشنوند بر آن پس بیارد شنونده ایشان به فرمانروائی آشکار///یا نردبانی دارند که در آن می‌شنوند؟ پس باید شنونده‌ی آنان برهانی آشکارگر بیاورد. quran_en_fa Or has He only daughters and ye have sons? یا سهم خدا دختران است و سهم شما پسران؟///یا سهم خدا دختران است و سهم شما پسران؟///یا خداوند را دختران است و شما را پسران؟///آیا خداوند را دختران است و شما را پسران [که فرشتگان را دختران خدا مى‌نامید]///آیا خدا را دختران است و شما را پسران؟///آیا دختران [که از آنها بیزارید،] از آن خدا و پسران از آن شماست؟///آیا خدا را دختران و شما را پسران خواهد بود (که ملایک را دختران خدا دانید).///یا مگر او [خداوند] را دختران و شما را پسران است؟///آیا سهم خدا دختران است و سهم شما پسران (که فرشتگان را دختران خدا می‌نامید)؟!///یا او را است دختران و شما را است پسران‌///یا خدا را دختران است و شما را پسران؟ quran_en_fa Or is it that thou dost ask for a reward, so that they are burdened with a load of debt?- یا از آنان [در برابرابلاغ رسالت] پاداشی می‌خواهی که از خسارت آن سنگین بارند؟///یا از آنان [در برابرابلاغ رسالت] پاداشی می‌خواهی که از خسارت آن سنگین بارند؟///یا از آنها مزدى مى‌طلبى و پرداخت غرامت بر آنها دشوار است؟///آیا از آنها مزدى مى‌خواهى که ایشان از غرامت [آن‌] سنگین بارند///آیا از آنها مزدى مطالبه مى‌کنى و آنان از [تعهد اداى‌] تاوان گرانبارند؟///آیا از آنان مزدى درخواست مى‌کنى، که پرداخت آن بر آنان سنگین است؟///آیا تو (ای رسول) از آنها اجر رسالت خواهی که زیر بار سنگین غرامت بمانند؟///یا مگر از ایشان مزدی می‌طلبی، و ایشان از تاوانی گرانبارند؟///آیا تو از آنها پاداشی می‌طلبی که در زیر بار گران آن قرار دارند؟!///یا پرسیشان پاداشی پس ایشانند از هزینه سنگین‌باران‌///یا از آنها مزدی مطالبه می‌کنی، پس آنان از (تعهد ادای) تاوانی گرانبارند؟ quran_en_fa Or that the Unseen in it their hands, and they write it down? یا علم غیب نزد آنان است که آنان [ادعای خود را از روی آن] می‌نویسند؟///یا علم غیب نزد آنان است که آنان [ادعای خود را از روی آن] می‌نویسند؟///یا علم غیب مى‌دانند و مى‌نویسند؟///آیا اسرار غیب نزد آنهاست و آنها مى‌نویسند///آیا [علم‌] غیب پیش آنهاست و آنها مى‌نویسند؟///آیا غیب نزد آنان است و ایشان [هرچه را مى‌خواهند، در لوح محفوظ] مى‌نویسند؟///آیا علم غیب با آنهاست که از آن عالم خبری نگارند؟///یا مگر غیب در اختیار آنان است و ایشان [هر چه خواهند] می‌نویسند///آیا اسرار غیب نزد آنهاست و از روی آن می‌نویسند؟!///یا نزد ایشان است ناپیدا پس ایشان می‌نویسند///یا (علم) غیب نزد آنهاست‌، پس آنان (آن را) می‌نویسند؟ quran_en_fa Or do they intend a plot (against thee)? But those who defy Allah are themselves involved in a Plot! یا می‌خواهند [بر ضد تو] نیرنگ و فریبی به کار گیرند؟ ولی کافران [بدانند که] خود اسیر و محکوم نیرنگ شده‌اند. ….///یا می‌خواهند [بر ضد تو] نیرنگ و فریبی به کار گیرند؟ ولی کافران [بدانند که] خود اسیر و محکوم نیرنگ شده‌اند. ….///یا مى‌خواهند حیلتى کنند؟ اما کافران خود به حیلت گرفتارند.///آیا مى‌خواهند نیرنگى بزنند؟ ولى کافران خودشان نیرنگ خورده‌اند///یا مى‌خواهند نیرنگى بزنند؟ و [لى‌] آنان که کافر شده‌اند، خود دچار نیرنگ شده‌اند.///یا مى‌خواهند [براى از بین بردن حق،] نیرنگى به کار برند؟ [پس بدانند که] کافران، خود گرفتار نیرنگ شده‌اند.///یا که می‌خواهند با تو مکر و تزویری اندیشند؟ کافران خود به مکر (و انتقام حق) گرفتارند.///یا مگر نیرنگی در سر دارند، ولی کافران خود نیرنگ خورده‌اند///آیا می‌خواهند نقشه شیطانی برای تو بکشند؟! ولی بدانند خود کافران در دام این نقشه‌ها گرفتار می‌شوند!///یا خواهند نیرنگی را پس آنان که کفر ورزیدند ایشانند فریب‌دادگان‌///یا می‌خواهند نیرنگی بزنند؟ پس آنان که کافر شده‌اند، خودشان دچار نیرنگند. quran_en_fa Or have they a god other than Allah? Exalted is Allah far above the things they associate with Him! آیا آنان را معبودی جز خداست؟ خدا از آنچه شریک او قرار می‌دهند، منزه است. ….///آیا آنان را معبودی جز خداست؟ خدا از آنچه شریک او قرار می‌دهند، منزه است. ….///یا آنها را خدایى است جز خداى یکتا؟ منزه است خداى یکتا از هر چه شریکش مى‌سازند.///آیا ایشان را جز خدا معبودى است؟ منزه است خداى یگانه از آنچه شریک او مى‌سازند///آیا ایشان را جز خدا معبودى است؟ منزه است خدا از آنچه [با او] شریک مى‌گردانند.///یا آنان معبودى جز الله دارند؟ منزه است خدا از آنچه براى او شریک قرار مى‌دهند.///آیا بر آنها خدایی جز خدای یکتا هست؟ که خدا از هر چه شرک و شریک او گیرند پاک و منزه است.///یا مگر ایشان را خدایی غیر از خداوند است، منزه است خداوند از شریکی که می‌انگارند///یا معبودی غیر خداوند دارند (که قول یاری به آنها داده)؟! منزه است خدا از آنچه همتای او قرارمی‌دهند!///یا ایشان را است خدائی بجز خدا منزه است خدا از آنچه شرک می‌ورزند///یا ایشان را جز خدا معبودی است‌؟ منزه است خدا از آنچه (با او) شریک می‌گیرند. quran_en_fa Were they to see a piece of the sky falling (on them), they would (only) say: "Clouds gathered in heaps!" و اگر پاره سنگی در حال سقوط از آسمان ببینند [فکر نمی‌کنند عذاب است، بلکه چنان بر انکار حق اصرار دارند که] می‌گویند: ابری متراکم است!///و اگر پاره سنگی در حال سقوط از آسمان ببینند [فکر نمی‌کنند عذاب است، بلکه چنان بر انکار حق اصرار دارند که] می‌گویند: ابری متراکم است!///اگر بنگرند که قطعه‌اى از آسمان فرومى‌افتد، مى‌گویند: ابرى است متراکم.///و اگر پاره سنگى را در حال سقوط از آسمان بینند [باز ایمان نیاورند و] گویند: ابرى متراکم است///و اگر پاره‌سنگى را در حال سقوط از آسمان ببینند مى‌گویند: «ابرى متراکم است.»///آنها اگر ببینند پاره‌اى از آسمان فرو مى‌افتد، [باز هم ایمان نمى‌آورند و] مى‌گویند: «این ابرى انباشته است.»///این کافران اگر هم سقوط قطعه‌ای از آسمان را به چشم ببینند باز خواهند گفت: این پاره ابری متراکم است.///و چون پاره‌ای از آسمان را افتاده بینند، گویند ابری متراکم [و نعمت‌] است‌///آنها (چنان لجوجند که) اگر ببینند قطعه سنگی از آسمان (برای عذابشان) سقوط می‌کند می‌گویند: «این ابر متراکمی است!»///و اگر بینند پاره‌ای را از آسمان فرودآینده گویند ابری است انبوه‌///و اگر پاره‌هایی از ابر سیاه را در حال سقوط از آسمان ببینند گویند: «ابری متراکم است.» quran_en_fa So leave them alone until they encounter that Day of theirs, wherein they shall (perforce) swoon (with terror),- [اکنون که با هیچ دلیلی هدایت نمی‌شوند] پس آنان را واگذار تا آن روزشان را که در آن هلاک می‌شوند، ببینند.///[اکنون که با هیچ دلیلی هدایت نمی‌شوند] پس آنان را واگذار تا آن روزشان را که در آن هلاک می‌شوند، ببینند.///پس آنها را واگذار تا روزى را که در آن به هلاکت مى‌رسند بنگرند؛///پس آنها را رها کن تا روز مرگ خود را که بیهوش مى‌افتند ملاقات کنند///پس بگذارشان تا به آن روزى که در آن بیهوش مى‌افتند برسند.///پس آنان را [به حال خود] واگذار تا آن روزشان را ببینند که در آن گرفتار صاعقه مى‌شوند.///اینان را به (جهل) خود رها کن تا به روز سختشان که آن روز یکسر بیهوش و هلاک می‌شوند عاقبت برسند.///پس ایشان را رها کن تا روز خاصشان را که در آن بیهوش کرده شوند، دیدار کنند///حال که چنین است آنها را رها کن تا روز مرگ خود را ملاقات کنند؛///پس بگذارشان تا برسند به روزشان که در آن به صاعقه سوزند///پس بگذارشان تا به آن روزشان که در آن بیهوش می‌افتند برسند. quran_en_fa The Day when their plotting will avail them nothing and no help shall be given them. روزی که نیرنگشان چیزی از عذاب را از آنان دفع نمی‌کند و یاری هم نخواهند شد.///روزی که نیرنگشان چیزی از عذاب را از آنان دفع نمی‌کند و یاری هم نخواهند شد.///روزى که مکرشان هیچ به حالشان سود نکند و کس به یاریشان برنخیزد.///روزى که تدبیرشان به هیچ وجه به کارشان نیاید و ایشان یارى نشوند///روزى که نیرنگشان به هیچ‌وجه به کارشان نیاید و حمایت نیابند.///روزى که نیرنگشان، به آنان هیچ سودی نمی‌بخشد و یارى نخواهند شد.///آن روزی که مکر و تدبیرشان هیچ به کارشان نیاید و هیچ کس یاریشان نکند.///روزی که نیرنگشان به کار آنان نیاید و یاری نیابند///روزی که نقشه‌های آنان سودی به حالشان نخواهد داشت و (از هیچ سو) یاری نمی‌شوند!///روزی که بی‌نیاز نگرداند از ایشان نیرنگشان چیزی را و نه یاری شوند///روزی که نیرنگشان به هیچ وجه به کارشان نیاید و نه آنان حمایت می‌شوند. quran_en_fa And verily, for those who do wrong, there is another punishment besides this: But most of them understand not. برای ستمکاران جز این عذاب آخرتی عذابی دیگر [در دنیا] خواهد بود [و آن درهم کوبیده شدنشان در جنگ بدر است]، ولی بیشترشان معرفت و آگاهی [به وضع خود در آینده] ندارند.///برای ستمکاران جز این عذاب آخرتی عذابی دیگر [در دنیا] خواهد بود [و آن درهم کوبیده شدنشان در جنگ بدر است]، ولی بیشترشان معرفت و آگاهی [به وضع خود در آینده] ندارند.///براى کسانى که ستم مى‌کنند، باز هم عذابى است جز این عذاب، ولى بیشترینشان نمى‌دانند.///و همانا کسانى که ستم کردند، عذابى دیگر دارند، و لیکن بیشترشان نمى‌دانند///و در حقیقت، غیر از این [مجازات‌]، عذابى [دیگر] براى کسانى که ظلم کرده‌اند خواهد بود، ولى بیشترشان نمى‌دانند [که آن عذاب چیست‌].///و البته براى کسانى که ستم کردند، عذابى [دیگر] است جز این؛ ولى بیشتر آنان نمى‌دانند.///و برای ستمکاران عالم (در دنیا) عذابی پیش از آن (جهنم قیامت) خواهد بود ولیکن اکثرشان نمی‌دانند.///و برای ستمکاران عذابی جز این است، ولی بیشترشان نمی‌دانند///و برای ستمگران عذابی قبل از آن است (در همین جهان)؛ ولی بیشترشان نمی‌دانند!///و همانا آنان را که ستم کردند عذابی است نارسیده بدان (نزدیک بدان) و لیکن بیشترشان نمی‌دانند///و بی‌گمان، برای کسانی که ظلم کرده‌اند غیر از این (عذاب)، عذابی (دیگر) است ولی بیشترشان نمی‌دانند. quran_en_fa Now await in patience the command of thy Lord: for verily thou art in Our eyes: and celebrate the praises of thy Lord the while thou standest forth, و در برابر حکم پروردگارت شکیبایی کن که تو زیر نظر و مراقبت ما هستی، و هنگامی که [از خواب] برمی خیزی پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی.///و در برابر حکم پروردگارت شکیبایی کن که تو زیر نظر و مراقبت ما هستی، و هنگامی که [از خواب] برمی خیزی پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی.///در برابر فرمان پروردگارت شکیبا باش که تو تحت نظر مایى. و هنگامى که برخاستى، به ستایش پرردگارت تسبیح گوى.///و براى [ابلاغ‌] فرمان پروردگارت صابر باش که مسلما تو تحت نظر مایى، و پروردگارت را هنگامى که برمى‌خیزى، به ستایش تسبیح گوى///و در برابر دستور پروردگارت شکیبایى پیشه کن که تو خود در حمایت مایى و هنگامى که [از خواب‌] بر مى‌خیزى به نیایش پروردگارت تسبیح گوى.///و براى [انجام] فرمان پروردگارت صبر و پایدارى کن، که تو در دید ما [و تحت حمایت ما] هستى و هنگامى که [از خواب] برمى‌خیزى، با ستایش پروردگارت، او را به پاکى ستایش کن!///باری بر حکم خدا صبر کن که تو منظور نظر مایی. و چون برخیزی (به نماز یا هر کاری) به ستایش خدای خود تسبیح گوی.///و تا رسیدن حکم پروردگارت شکیبایی کن، که تو زیر نظر مایی، و چون [از خواب‌] برخاستی سپاسگزارانه پروردگارت را تسبیح گوی‌///در راه ابلاغ حکم پروردگارت صبر و استقامت کن، چرا که تو در حفاظت کامل ما قرار داری! و هنگامی که برمی‌خیزی پروردگارت را تسبیح و حمد گوی!///و شکیبا شو برای فرمان پروردگار خویش که توئی پیش چشم ما و تسبیح گوی به سپاس پروردگارت گاهی که برخیزی‌///و برای حکم پروردگارت شکیبایی کن‌. پس تو خود در دیدگاه‌های مایی، و هنگامی که به پا خیزی با نیایش پروردگارت (همو را) تسبیح گوی. quran_en_fa And for part of the night also praise thou Him,- and at the retreat of the stars! و [نیز] پاره‌ای از شب و هنگام ناپدید شدن ستارگان [به سبب روشنایی صبح] خدا را تسبیح گوی.///و [نیز] پاره‌ای از شب و هنگام ناپدید شدن ستارگان [به سبب روشنایی صبح] خدا را تسبیح گوی.///و تسبیح گوى در پاره‌اى از شب و به هنگام ناپدید شدن ستارگان.///و او را پاسى از شب و به هنگام پشت کردن ستارگان تسبیح گوى///و [نیز] پاره‌اى از شب، و در فروشدن ستارگان تسبیح‌گوى او باش.///و پاسى از شب و [بامداد،] به هنگام ناپدید شدن ستارگان، خدا را تسبیح گوی!///و از شبانگاه هم پاره‌ای به تسبیح خدا پرداز و هنگام فرو رفتن ستارگان هم (به نماز صبح) تسبیح خدا گوی.///و در شب و به هنگام غائب شدن ستارگان نیز او را نیایش کن‌///(همچنین) به هنگام شب او را تسبیح کن و به هنگام پشت کردن ستارگان (و طلوع صبح)!///و از شب پس تسبیح گویش و پشت سر ستارگان‌///و (پس از آن) پاره‌ای از شب و در فروشدن ستارگان، تسبیح‌گوی او باش. quran_en_fa By the Star when it goes down,- سوگند به ستاره هنگامی که [برای غروب کردن در کرانه افق] افتد؛///سوگند به ستاره هنگامی که [برای غروب کردن در کرانه افق] افتد؛///قسم به آن ستاره چون پنهان شد،///سوگند به [آن‌] ستاره وقتى که فرو افتد///سوگند به اختر [= قرآن‌] چون فرود مى‌آید،///سوگند به ستاره، چون [در افق] فروشود.///قسم به ستاره چون فرود آید.///سوگند به ثریا چون فرو گراید///سوگند به ستاره هنگامی که افول می‌کند،///سوگند به ستاره گاهی که فرود آید///سوگند به اختر فروزان‌ [: قرآن و آورنده‌اش] آن هنگام که فرود آمد؛ quran_en_fa Your Companion is neither astray nor being misled. که هرگز دوست شما از راه راست منحرف نشده، و [در ایمان و اعتقادش از راه راست] خطا نرفته؛ ….///که هرگز دوست شما از راه راست منحرف نشده، و [در ایمان و اعتقادش از راه راست] خطا نرفته؛ ….///که یار شما نه گمراه شده و نه به راه کج رفته است.///که یار شما نه گمراه شده و نه منحرف/// [که‌] یار شما نه گمراه شده و نه در نادانى مانده؛///یار و همنشین شما [محمد]، نه گمراه شده و نه منحرف گشته است.///که صاحب شما (محمد مصطفی ص) هیچ گاه در ضلالت و گمراهی نبوده است.///که همسخن شما نه سرگشته است و نه گمراه شده است‌///که هرگز دوست شما [= محمد «ص»] منحرف نشده و مقصد را گم نکرده است،///نه گمراه شد یار شما و نه گم گشت‌///(که) همنشین شما نه گمراه شده و نه در نادانی بر عقیده‌ی فاسدی است؛ quran_en_fa Nor does he say (aught) of (his own) Desire. و از روی هوا و هوس سخن نمی‌گوید.///و از روی هوا و هوس سخن نمی‌گوید.///و سخن از روى هوى نمى‌گوید.///و از روى هوس سخن نمى‌گوید///و از سر هوس سخن نمى‌گوید.///و از روى هواى نفس سخن نمى‌گوید.///و هرگز به هوای نفس سخن نمی‌گوید.///و از سر هوای نفس سخن نمی‌گوید///و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید!///و نه سخن گوید از روی هوس‌///و از سر هوا (ی نفس، یا هوای عقل یا هوای مشورت) هرگز سخنی نمی‌گوید. quran_en_fa It is no less than inspiration sent down to him: گفتار او چیزی جز وحی که به او نازل می‌شود، نیست.///گفتار او چیزی جز وحی که به او نازل می‌شود، نیست.///نیست این سخن جز آنچه بدو وحى مى‌شود.///نیست این سخن جز وحیى که نازل مى‌شود///این سخن بجز وحیى که وحى مى‌شود نیست.///سخن او جز وحى که به او نازل مى‌شود، نیست.///سخن او هیچ غیر وحی خدا نیست.///آن جز وحیی نیست که به او فرستاده می‌شود///آنچه می‌گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست!///نیست آن جز سروشی که وحی شود///گفتارش (و کردار و رفتارش) بجز وحی‌ای که (به او) وحی می‌شود نیست. quran_en_fa He was taught by one Mighty in Power, [فرشته] بسیار نیرومند به او تعلیم داده است.///[فرشته] بسیار نیرومند به او تعلیم داده است.///او را آن فرشته بس نیرومند تعلیم داده است:///او را [آن فرشته‌ى‌] بس نیرومند آموخت///آن را [فرشته‌] شدیدالقوى به او فرا آموخت،///[آن وحى که خدای] بسیار نیرومند به او آموخت.///او را (جبرئیل) همان (فرشته) بسیار توانا (به وحی خدا) علم آموخته است.///[فرشته‌] نیرومند او را آموخته است‌///آن کس که قدرت عظیمی دارد [= جبرئیل امین‌] او را تعلیم داده است؛///بیاموختش کسی که سخت‌نیروها است‌///آن را (خدای) شدیدالقوا به او آموخت. quran_en_fa Endued with Wisdom: for he appeared (in stately form); [همان که] دارای درایت و توانمندی شگفتی است، پس [به آنچه که مأمور انجامش می‌باشد] مسلط و چیره است.///[همان که] دارای درایت و توانمندی شگفتی است، پس [به آنچه که مأمور انجامش می‌باشد] مسلط و چیره است.///صاحب نیرویى که استیلا یافت،///توانمندى که [به صورت اصلى خود در برابر پیامبر] ایستاد/// [سروش‌] نیرومندى که [مسلط] درایستاد.///[همان که] درایت و توانمندى شگفتى دارد، پس چیره است.///همان ملک مقتدری که به خلقت کامل (و صورت ملکوتی بر رسول) جلوه کرد.///برومند است و سپس [در برابر او] در ایستاد///همان کس که توانایی فوق العاده دارد؛ او سلطه یافت …///نیرومندی پس استوار شد///او خود مرور کرده‌ای مستحکم (و) نیرومند است‌. پس (مسلط بر جهان) ایستاد. quran_en_fa While he was in the highest part of the horizon: در حالی که در افق اعلا بود.///در حالی که در افق اعلا بود.///و او به کناره بلند آسمان بود.///در حالى که او (جبرئیل) در افق برتر قرار داشت///در حالى که او در افق اعلى بود؛///در حالى که او در افق برتر بود،///و آن رسول در افق اعلا (ی کمال و مشرق انسانیت) بود.///و او در افق بالا بود///در حالی که در افق اعلی قرار داشت!///و او است بر افق فراتر///حال آنکه او در افق اعلی است. quran_en_fa Then he approached and came closer, سپس نزدیک رفت و نزدیک‌تر شد///سپس نزدیک رفت و نزدیک‌تر شد///سپس نزدیک شد و بسیار نزدیک شد،///سپس نزدیک آمد و نزدیک‌تر شد///سپس نزدیک آمد و نزدیکتر شد،///سپس نزدیک و نزدیک‌تر شد.///آن گاه نزدیک آمد و بر او (به وحی حق) نازل گردید.///سپس نزدیک شد و فرود آمد///سپس نزدیکتر و نزدیکتر شد …///سپس نزدیک شد پس فرود آمد///سپس به خدا نزدیک شد؛ پس به او درآویخت و نزدیکتر شد. quran_en_fa And was at a distance of but two bow-lengths or (even) nearer; پس [فاصله‌اش با پیامبر] به اندازه فاصله دو کمان گشت یا نزدیک‌تر شد.///پس [فاصله‌اش با پیامبر] به اندازه فاصله دو کمان گشت یا نزدیک‌تر شد.///تا به قدر دو کمان، یا نزدیک‌تر.///تا به اندازه‌ى دو کمان یا نزدیک‌تر گردید///تا [فاصله‌اش‌] به قدر [طول‌] دو [انتهاى‌] کمان یا نزدیکتر شد؛///تا جایى که فاصله‌اش به اندازه‌ی دو کمان یا کمتر شد.///(بدان نزدیکی که) با او به قدر دو کمان یا نزدیکتر از آن شد.///تا که [فاصله آنها به قدر] دو کمان شد یا کمتر///تا آنکه فاصله او (با پیامبر) به اندازه فاصله دو کمان یا کمتر بود؛///تا شد اندازه پهنای دو کمان یا نزدیکتر///پس (فاصله‌اش) به قدر (اتصال) دو (انتهای) کمان یا نزدیکتر از آن بود. quran_en_fa So did (Allah) convey the inspiration to His Servant- (conveyed) what He (meant) to convey. آن گاه به بنده‌اش آنچه را باید وحی می‌کرد، وحی کرد.///آن گاه به بنده‌اش آنچه را باید وحی می‌کرد، وحی کرد.///و خدا به بنده خود هر چه باید وحى کند وحى کرد.///پس [توسط جبرئیل‌] به بنده‌ى خود آنچه را باید وحى کند، وحى کرد///آنگاه به بنده‌اش آنچه را باید وحى کند، وحى فرمود.///پس به بنده‌ی خود وحى کرد، آنچه را وحى کرد.///پس (خدا) به بنده خود وحی فرمود آنچه که هیچ کس درک آن نتواند کرد.///آنگاه به بنده او آنچه باید وحی کند، وحی کرد///در اینجا خداوند آنچه را وحی کردنی بود به بنده‌اش وحی نمود.///پس وحی فرستاد بسوی بنده خویش آنچه وحی فرستاد///پس (همان خدای شدیدالقوا) به بنده‌اش آنچه را باید وحی فرماید وحی فرمود. quran_en_fa The (Prophet's) (mind and) heart in no way falsified that which he saw. آنچه را دل [پیامبر] دید [به پیامبر] دروغ نگفت [تا او را درباره حقیقت فرشته وحی به وهم و خیال اندازد، بلکه به حضور و شهودش یقین کامل داشت.]///آنچه را دل [پیامبر] دید [به پیامبر] دروغ نگفت [تا او را درباره حقیقت فرشته وحی به وهم و خیال اندازد، بلکه به حضور و شهودش یقین کامل داشت.]///دل آنچه را که دید دروغ نشمرد.///قلب [پاک محمد] آن [صورت اصلى جبرئیل‌] را که دید دروغ نگفت///آنچه را دل دید انکار [ش‌] نکرد.///دل، آنچه را دید، دروغ نخواند.///آنچه (در غیب عالم) دید دلش هم به حقیقت یافت و کذب و خیال نپنداشت.///دل او در آنچه دید ناراستی نکرد///قلب (پاک او) در آنچه دید هرگز دروغ نگفت.///دروغ نگفت دل آنچه را دید///آنچه را دل لبریز از شعله‌ی نور (ش) دید انکار (ش) نکرد. quran_en_fa Will ye then dispute with him concerning what he saw? آیا در آنچه [به حقیقت] می‌بینید با او به سختی مجادله و ستیزه می‌کنید؟///آیا در آنچه [به حقیقت] می‌بینید با او به سختی مجادله و ستیزه می‌کنید؟///آیا در آنچه مى‌بیند با او جدال مى‌کنید؟///آیا در آنچه مى‌بیند با او مجادله مى‌کنید///آیا در آنچه دیده است با او جدال مى‌کنید؟///پس آیا بر سر آنچه مى‌بیند، با وى بحث و جدال مى‌کنید؟///آیا (شما کافران) با رسول بر آنچه (در شب معراج) به چشم مشاهده کرد ستیزه می‌کنید؟///آیا شما با او درباره آنچه دیده است، مجادله می‌کنید؟///آیا با او درباره آنچه (با چشم خود) دیده مجادله می‌کنید؟!///آیا ستیزه کنید با او بر آنچه می‌بیند///آیا پس در آنچه می‌بیند با او جدال می‌کنید؟ quran_en_fa For indeed he saw him at a second descent, و بی تردید یک بار دیگر هم او را دیده است///و بی تردید یک بار دیگر هم او را دیده است///او را دیگر بار هم بدید،///و همانا در یک نزول دیگر هم او (جبرئیل) را دیده است///و قطعا بار دیگرى هم او را دیده است،///و بی‌گمان یک بار دیگر هم او را دیده است.///و یکبار دیگر هم او را (یعنی جبرئیل را) رسول مشاهده کرد.///و به راستی که بار دیگر هم او [جبرئیل‌] را دید///و بار دیگر نیز او را مشاهده کرد،///و هر آینه دید او را باری دیگر///و همواره در حال فرود آمدنی دیگر هم، او را (با دل فروزانش) دید. quran_en_fa Near the Lote-tree beyond which none may pass: نزد سدرة المنتهی،///نزد سدرة المنتهی،///نزد سدرةالمنتهى،///در کنار سدرة المنتهى///نزدیک سدرالمنتهى،///نزد سدرة المنتهى.///در نزد (مقام) سدرة المنتهی (که آن درختی است در سمت راست عرش که منتهای سیر عقلی فرشتگان و ارواح مؤمنان تا آنجاست و بر مقام بالاتر آگاه نیستند).///در نزدیکی سدرةالمنتهی‌///نزد «سدرة المنتهی»،///نزد درخت سدرة المنتهی‌///نزد سدرةالمنتهی [: آخرین مکان و مکانت عالم امکان]. quran_en_fa Near it is the Garden of Abode. در آنجا که جنت الماوی است.///در آنجا که جنت الماوی است.///که آرامگاه بهشت نزد آن درخت است.///که جنة الماوى در آن جاست///در همان جا که جنةالمأوى است.///که بهشت امن نزد آن است.///بهشتی که مسکن متقیان است در همان جایگاه سدره است.///که جنةالماوی هم نزدیک آن است‌///که «جنت المأوی» در آنجاست!///که نزد آن است بهشت جایگاه‌///(که) بهشت جاودان نزد آن است. quran_en_fa Behold, the Lote-tree was shrouded (in mystery unspeakable!) آن گاه که سدره را احاطه کرده بود آنچه [از فرشتگان، نور و زیبایی] احاطه کرده بود.///آن گاه که سدره را احاطه کرده بود آنچه [از فرشتگان، نور و زیبایی] احاطه کرده بود.///وقتى که سدره را چیزى در خود مى‌پوشید،///آن‌گاه که آن درخت سدره را مى‌پوشاند آنچه [از امور خیره کننده‌] مى‌پوشاند///آنگاه که درخت سدر را آنچه پوشیده بود، پوشیده بود.///آن‌گاه که سدرة المنتهى را پوشاند، آن [نورى] که مى‌پوشاند.///چون سدره را می‌پوشاند (از نور عظمت حق) آنچه که احدی از آن آگه نیست.///آنگاه که [درخت‌] سدره را چیزی که فرو پوشاند، فرو پوشاند///در آن هنگام که چیزی [= نور خیره‌کننده‌ای‌] سدرة المنتهی را پوشانده بود،///گاهی که پوشانید سدره را آنچه پوشانید///چون «سدره» را آنچه می‌پوشد، می‌پوشدش. quran_en_fa (His) sight never swerved, nor did it go wrong! دیده [پیامبر آنچه را دید] بر غیر حقیقت و به خطا ندید و از مرز دیدن حقیقت هم درنگذشت.///دیده [پیامبر آنچه را دید] بر غیر حقیقت و به خطا ندید و از مرز دیدن حقیقت هم درنگذشت.///چشم خطا نکرد و از حد درنگذشت.///چشم [پیامبر] خطا نرفت و از حد نگذشت [آنچه دید واقعیت بود]///دیده [اش‌] منحرف نگشت و [از حد] در نگذشت.///دیده [پیامبر از حقیقت] منحرف نگشت و [از دیدن حقیقت] تجاوز نکرد.///چشم (محمد ص از حقایق آن عالم) آنچه را باید بنگرد بی هیچ کم و بیش مشاهده کرد.///دیده‌ [اش‌] کژتابی و سرپیچی نکرد///چشم او هرگز منحرف نشد و طغیان نکرد (آنچه دید واقعیت بود)!///نلغزید دیده و نه سرکشی کرد///دیده (اش) منحرف نگشت و از حد در نگذشت. quran_en_fa For truly did he see, of the Signs of his Lord, the Greatest! به راستی که بخشی از نشانه‌های بسیار بزرگ پروردگارش را دید.///به راستی که بخشی از نشانه‌های بسیار بزرگ پروردگارش را دید.///هر آینه پاره‌اى از آیات بزرگ پروردگارش را بدید.///به راستى که برخى از آیات بزرگ‌تر پروردگارش را بدید///به راستى که [برخى‌] از آیات بزرگ پروردگار خود را بدید.///همانا او برخى از نشانه‌هاى بزرگ پروردگارش را دید.///آنجا از بزرگتر آیات حیرت‌انگیز پروردگارش را به حقیقت دید.///به راستی که نشانه‌های بزرگ پروردگارش را دید///او پاره‌ای از آیات و نشانه‌های بزرگ پروردگارش را دید!///همانا دید از آیتهای پروردگار خویش بزرگتر را///بی‌گمان (برخی) از آیات بزرگ پروردگار خود را همچنان بدید. quran_en_fa Have ye seen Lat. and 'Uzza, پس به من از لات و عزی [دو بت خویش] خبر دهید///پس به من از لات و عزی [دو بت خویش] خبر دهید///آیا لات و عزا را دیده‌اید؟///آیا [بت‌هاى‌] لات و عزى، را دیده‌اید///به من خبر دهید از لات و عزى،///آیا [بت‌هاى] لات و عزى را دیده‌اید؟///آیا دو بت بزرگ لات و عزای خود را دیدید (که بی اثر است).///آیا شما لات و عزی را نگریسته‌اید///به من خبر دهید آیا بتهای «لات» و «عزی» …///آیا دیدید شما لات و عزی‌///پس آیا شما (هم) لات و عزی را دیدید؟ quran_en_fa And another, the third (goddess), Manat? و منات، سومین [بت] دیگرتان [که شما آنها را تمثال فرشتگانی به عنوان دختران خدا می‌پندارید،]///و منات، سومین [بت] دیگرتان [که شما آنها را تمثال فرشتگانی به عنوان دختران خدا می‌پندارید،]///و منات آن بت سومى دیگر را؟///و منات، آن سومین [بت‌] دیگر را [که دختران خدا مى‌خوانید]///و منات آن سومین دیگر،///و منات، آن سومین بت دیگر.///و منات سومین بت دیگرتان را دانستید (که جمادی بی‌نفع و ضرر است).///و آن دیگری منات را که سومین است‌///و «منات» که سومین آنهاست (دختران خدا هستند)؟!///و منوة سیمین دیگر را///و (هم) منات‌، (آن) سومین دیگر را. quran_en_fa What! for you the male sex, and for Him, the female? آیا [به پندار شما] ویژه شما پسر و ویژه او دختر است؟!///آیا [به پندار شما] ویژه شما پسر و ویژه او دختر است؟!///آیا شما را پسر باشد و او را دختر؟///آیا [به خیالتان‌] براى شما پسر است و براى او دختر [و شما دختران را حقیر مى‌پندارید]///آیا [به خیالتان‌] براى شما پسر است و براى او دختر؟///آیا پسر براى شماست و دختر [که از آن بیزارید،] براى خداوند؟///آیا شما را فرزند پسر و خدا را دختر است؟///آیا برای شما پسر و برای او [خداوند] دختر است؟///آیا سهم شما پسر است و سهم او دختر؟! (در حالی که بزعم شما دختران کم ارزش‌ترند!)///آیا شما را است نرینه و او را است مادینه‌///آیا (به خیالتان) برای شما پسر است و برای او دختر؟ quran_en_fa Behold, such would be indeed a division most unfair! در این صورت این تقسیمی ظالمانه است.///در این صورت این تقسیمی ظالمانه است.///این تقسیمى است خلاف عدالت.///در این صورت این تقسیمى ظالمانه است///در این صورت، این تقسیم نادرستى است.///این، تقسیمی ناعادلانه است.///اگر چنین بودی باز هم تقسیمی ناروا و نادرست بودی.///در این صورت این تقسیم‌بندی ناعادلانه‌ای است‌///در این صورت این تقسیمی ناعادلانه است!///این است آن هنگام بخش‌کردنی ناهنجار///این قسمت و بخشی است بسی ستم‌کارانه (و نابرابر). quran_en_fa These are nothing but names which ye have devised,- ye and your fathers,- for which Allah has sent down no authority (whatever). They follow nothing but conjecture and what their own souls desire!- Even though there has already come to them Guidance from their Lord! این بتان [که شما آنها را به عنوان شریک خدا گرفته‌اید] چیزی جز نام‌ها [ی بی معنا و بی مفهوم] که شما و پدرانتان [بر اساس حدس و گمان] نامگذاری کرده‌اید نیستند، خدا بر [حقانیت] آنها هیچ دلیلی نازل نکرده است. اینان فقط از پندار و گمان [بی پایه] و هواهای نفسانی پیروی می‌کنند، در حالی که مسلما از سوی پروردگارشان برای آنان هدایت آمده است.///این بتان [که شما آنها را به عنوان شریک خدا گرفته‌اید] چیزی جز نام‌ها [ی بی معنا و بی مفهوم] که شما و پدرانتان [بر اساس حدس و گمان] نامگذاری کرده‌اید نیستند، خدا بر [حقانیت] آنها هیچ دلیلی نازل نکرده است. اینان فقط از پندار و گمان [بی پایه] و هواهای نفسانی پیروی می‌کنند، در حالی که مسلما از سوی پروردگارشان برای آنان هدایت آمده است.///اینها چیزى نیستند جز نامهایى که خود و پدرانتان به آنها داده‌اید. و خداوند هیچ دلیلى بر آنها نفرستاده است. تنها از پى گمان و هواى نفس خویش مى‌روند و حال آنکه از جانب خدا راهنماییشان کرده‌اند.///اینها نیستند مگر نام‌هایى که شما و پدرانتان آنها را نامیده‌اید و خدا هیچ حجتى بر [خدایى‌] آنها نفرستاده است. آنان جز از گمان و هواى نفس خویش پیروى نمى‌کنند، در حالى که از سوى پروردگارشان هدایت برایشان آمده است/// [این بتان‌] جز نامهایى بیش نیستند که شما و پدرانتان نامگذارى کرده‌اید [و] خدا بر [حقانیت‌] آنها هیچ دلیلى نفرستاده است. [آنان‌] جز گمان و آنچه را که دلخواهشان است پیروى نمى‌کنند، با آنکه قطعا از جانب پروردگارشان هدایت برایشان آمده است.///این بت‌ها، نام‌هایى بیش نیستند که شما و پدرانتان، نام‌گذارى کرده‌اید. خداوند هیچ­گونه برهانى [بر حقانیت آنها] نفرستاده است. [مشرکان،] تنها از گمان و هوای نفس خود پیروى مى‌کنند، در حالى که از سوى پروردگارشان، هدایت به سراغشان آمده است.///این بتها جز نامهایی که شما و پدرانتان بر آنها نهاده‌اید چیز دیگری نیست و خدا هیچ دلیلی بر (معبودیت) آنها نازل نفرموده؛ مشرکان چیزی غیر گمان باطل و هوای نفس فاسد خود را پیروی نمی‌کنند با آنکه از جانب خدایشان هدایت بر آنها آمد.///آنها چیزی جز نامهایی که شما و پدرانتان نامیده‌اید، نیست، [و] خداوند بدان حجتی فرو نفرستاده است، جز از پندار و خواسته دلها پیروی نمی‌کنند، و حال آنکه به راستی برای آنان از سوی پروردگارشان هدایت آمده است‌///اینها فقط نامهایی است که شما و پدرانتان بر آنها گذاشته‌اید (نامهایی بی‌محتوا و اسمهایی بی مسما)، و هرگز خداوند دلیل و حجتی بر آن نازل نکرده؛ آنان فقط از گمانهای بی‌اساس و هوای نفس پیروی می‌کنند در حالی که هدایت از سوی پروردگارشان برای آنها آمده است!///نیست آن مگر نامهائی که نامیدید آنها را شما و پدران شما نفرستاده است خدا بدانها فرمانروائیی پیروی نکنند جز گمان را و آنچه هوس کند دلها و هر آینه بیامدشان از پروردگارشان راهنما///(این بتان) جز نام‌هایی (تهی) بیش نیستند که شما و پدرانتان برایشان (این گونه) نامگذاری کرده‌اید (و) خدا بر (حقانیت) آنها هیچ دلیل چیره‌گری نفرستاده است‌. (آنان) جز گمان و آنچه را که دلخواهشان است پیروی نمی‌کنند، به‌راستی (و) درستی از جانب پرودگارشان برایشان هدایت آمده‌. quran_en_fa Nay, shall man have (just) anything he hankers after? مگر برای انسان آنچه را [چون حاجت بخشی بتان و شفاعت آنان] آرزو می‌کند، فراهم است؟ ….///مگر برای انسان آنچه را [چون حاجت بخشی بتان و شفاعت آنان] آرزو می‌کند، فراهم است؟ ….///آیا هر چه آدمى آرزو کند برایش حاصل است؟///آیا انسان بدانچه تمنا کند مى‌رسد///مگر انسان آنچه را آرزو کند دارد؟///آیا انسان، به هر چه آرزو دارد، مى‌رسد؟ [حتی آرزویی چون شفاعت بت‌ها؟]///آیا برای آدمی هر چه آرزو کند حاصل می‌شود؟///یا مگر انسان راست هر چه آرزو کند؟///یا آنچه انسان تمنا دارد به آن می‌رسد؟!///یا انسان را است آنچه آرزو کند///برای انسان است آنچه را آرزو کرد؟ quran_en_fa But it is to Allah that the End and the Beginning (of all things) belong. آخرت و دنیا فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست.///آخرت و دنیا فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست.///هم آخرت و هم دنیا از آن خداست.///پس آخرت و دنیا از آن خداست///آن سرا و این سرا از آن خداست.///پس آخرت و دنیا براى خداوند است.///در صورتی که (انسان مالک هیچ نیست و) دنیا و آخرت همه ملک خداست.///آری انجام و آغاز، خداوند راست‌///در حالی که آخرت و دنیا از آن خداست!///پس خدا را است انجام و آغاز///پس آن سرا و این سرا تنها از آن خداست. quran_en_fa How many-so-ever be the angels in the heavens, their intercession will avail nothing except after Allah has given leave for whom He pleases and that he is acceptable to Him. و چه بسیار فرشتگانی که در آسمان‌ها هستند که شفاعتشان هیچ سودی نمی‌بخشد مگر پس از آنکه خدا برای هر که بخواهد و بپسندد، اجازه دهد.///و چه بسیار فرشتگانی که در آسمان‌ها هستند که شفاعتشان هیچ سودی نمی‌بخشد مگر پس از آنکه خدا برای هر که بخواهد و بپسندد، اجازه دهد.///و چه بسیار فرشتگان در آسمانند که شفاعتشان هیچ سود ندهد، مگر از آن پس که خدا براى هر که خواهد رخصت دهد و خشنود باشد.///و چه بسیار فرشته که در آسمان‌هاست که شفاعتشان سودى نمى‌بخشد مگر پس از آن که خدا براى هر که بخواهد و بپسندد، اذن دهد///و بسا فرشتگانى که در آسمانهایند [و] شفاعتشان به کارى نیاید، مگر پس از آنکه خدا به هر که خواهد و خشنود باشد اذن دهد.///و چه بسا فرشتگانى که در آسمان‌ها هستند، [ولى] شفاعت آنان سودى ندارد، مگر پس از آن که خداوند براى هر که بخواهد و بپسندد، اجازه شفاعت دهد.///و بسیار ملک در آسمانها هست که شفاعتشان سودمند نیست جز به امر خدا و بر آن کس که خدا بخواهد و از او خشنود باشد.///و چه بسیار فرشته در آسمانهاست که شفاعت آنان سودی ندارد، مگر پس از آنکه خداوند برای کسی که بخواهد و بپسندد، اجازه دهد///و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمی‌بخشد مگر پس از آنکه خدا برای هر کس بخواهد و راضی باشد اجازه (شفاعت) دهد!///و بسا فرشتگانی در آسمانها که بی‌نیاز نگرداند شفاعتشان چیزی را مگر پس از آنکه دستور دهد خدا به هر که خواهد و خوشنود شود///و چه بسیار فرشتگانی که در آسمان‌هایند حال آنکه شفاعتشان به کاری نیاید، مگر پس از آنکه خدا برای هر که خواهد و خشنود باشد اجازه دهد. quran_en_fa Those who believe not in the Hereafter, name the angels with female names. مسلما کسانی که به آخرت ایمان ندارند، فرشتگان را در نامگذاری به نام زن نامگذاری می‌کنند؛///مسلما کسانی که به آخرت ایمان ندارند، فرشتگان را در نامگذاری به نام زن نامگذاری می‌کنند؛///آنان که به آخرت ایمان ندارند فرشتگان را به نامهاى زنان مى‌نامند.///همانا کسانى که به آخرت ایمان ندارند، فرشتگان را به نام دختران مى‌نامند///در حقیقت، کسانى که آخرت را باور ندارند، فرشتگان را در نامگذارى به صورت مؤنث نام مى‌نهند.///کسانى که به آخرت ایمان ندارند، فرشتگان را به نام دختران نام‌گذارى مى‌کنند.///آنان که به آخرت ایمان ندارند فرشتگان را نام دختران خدا نهادند.///بی‌ایمانان به آخرتند که فرشتگان را مادینه می‌نامند///کسانی که به آخرت ایمان ندارند، فرشتگان را دختر (خدا) نامگذاری می‌کنند!///همانا آنان که ایمان نیارند به آخرت نامند فرشتگان را به نام (نامیدن) ماده‌///کسانی که به آخرت ایمان نمی‌آورند، بی‌گمان، هم‌آنان، فرشتگان را در نامگذاری به نام مؤنث نام می‌نهند. quran_en_fa But they have no knowledge therein. They follow nothing but conjecture; and conjecture avails nothing against Truth. و آنان را به این کار هیچ آگاهی و معرفت نیست. [آنان] فقط از گمان پیروی می‌کنند، و بی تردید گمان [انسان را] برای دریافت حق، هیچ سودی نمی‌دهد.///و آنان را به این کار هیچ آگاهی و معرفت نیست. [آنان] فقط از گمان پیروی می‌کنند، و بی تردید گمان [انسان را] برای دریافت حق، هیچ سودی نمی‌دهد.///اینان را بدانچه مى‌گویند هیچ دانشى نیست. تنها از پندار خود پیروى مى‌کنند و پندار براى شناخت حقیقت کافى نیست.///و ایشان در این [کار] شناختى ندارند. آنها جز از گمان پیروى نمى‌کنند، و البته گمان به هیچ وجه از [شناخت‌] حقیقت کفایت نمى‌کند///و ایشان را به این [کار] معرفتى نیست. جز گمان [خود] را پیروى نمى‌کنند، و در واقع، گمان در [وصول به‌] حقیقت هیچ سودى نمى‌رساند.///در حالى که آنان [به این امر] هیچ دانشى ندارند. آنان فقط از گمان پیروى مى‌کنند و قطعا گمان، [انسان را] از حق بى‌نیاز نمى‌کند.///و حال آنکه هیچ علم به آن ندارند و جز در پی گمان و پندار نمی‌روند و ظن و گمان هم در فهم حق و حقیقت هیچ سودی ندارد.///و ایشان را به آن علمی نیست، جز از پندار پیروی نمی‌کنند و بی‌گمان پندار چیزی از حقیقت را به بار نمی‌آورد///آنها هرگز به این سخن دانشی ندارند، تنها از گمان بی‌پایه پیروی می‌کنند با اینکه «گمان» هرگز انسان را از حق بی‌نیاز نمی‌کند!///نیستشان بدان دانشی پیروی نکنند جز گمان را و همانا گمان بی‌نیاز نگرداند از حق چیزی را///و ایشان را به این (کار) هیچ (بینش و) دانشی نیست. جز گمان را پیروی نمی‌کنند، و گمان از حقیقت سود و بهره‌ای ندهد. quran_en_fa Therefore shun those who turn away from Our Message and desire nothing but the life of this world. بنابراین از کسانی که از یاد ما روی گردانده‌اند و جز زندگی دنیا را نخواسته‌اند، روی بگردان.///بنابراین از کسانی که از یاد ما روی گردانده‌اند و جز زندگی دنیا را نخواسته‌اند، روی بگردان.///پس تو نیز از کسى که از سخن ما رویگردان مى‌شود و جز زندگى دنیوى را نمى‌جوید اعراض کن.///پس از کسى که از یاد ما دل مى‌گرداند و جز زندگى دنیا را نمى‌خواهد روى گردان///پس، از هر کس که از یاد ما روى برتافته و جز زندگى دنیا را خواستار نبوده است، روى برتاب.///پس، هر که از یاد ما روى گرداند و جز زندگى دنیا را خواستار نبود، از او روی بگردان.///پس از هر کسی که از یاد ما (و قرآن ما) رو گردانید و جز زندگانی دنیای فانی را نخواست به کلی اعراض کن.///پس از کسی که از یاد ما دل می‌گرداند و جز زندگانی دنیا را نمی‌خواهد، روی بگردان‌///حال که چنین است از کسی که از یاد ما روی می‌گرداند و جز زندگی مادی دنیا را نمی‌طلبد، اعراض کن!///پس روی برتاب از آنکه روی گردانید از یاد ما و نخواست جز زندگانی دنیا///پس، از هر کس که از یاد ما روی برتافته و جز زندگی دنیا را نخواسته، روی برتاب. quran_en_fa That is as far as knowledge will reach them. Verily thy Lord knoweth best those who stray from His Path, and He knoweth best those who receive guidance. این [دنیا خواهی] آخرین مرز دانش و معرفت آنان است؛ یقینا پروردگارت به کسی که از راه او منحرف شده، داناتر است، و او به کسی که هدایت یافته، آگاه‌تر است.///این [دنیا خواهی] آخرین مرز دانش و معرفت آنان است؛ یقینا پروردگارت به کسی که از راه او منحرف شده، داناتر است، و او به کسی که هدایت یافته، آگاه‌تر است.///منتهاى دانششان همین است. پروردگار تو به آن که از طریق او گمراه مى‌شود یا به راه هدایت مى‌افتد داناتر است.///این نهایت فهم آنهاست. بى‌تردید، پروردگار تو به کسى که از راه او منحرف شده آگاه‌تر است، و او کسى را که هدایت یافته است بهتر مى‌شناسد///این منتهاى دانش آنان است. پروردگار تو، خود به [حال‌] کسى که از راه او منحرف شده داناتر، و او به کسى که راه یافته [نیز] آگاه‌تر است.///آن، آخرین درجه از علم و شناخت آنان است. پروردگارت کسانى را که از راه او گمراه شده‌اند، بهتر مى‌شناسد و به کسانى که هدایت یافته‌اند، داناتر است.///منتهای علم و فهم این مردم تا همین حد است، خدا به حال آن که از راه حق گمراه شد و آن که هدایت یافت کاملا آگاه است.///این منتهای علمشان است، بی‌گمان پروردگارت به کسی که از راه او گمراه شده است آگاه‌تر است، و همو به کسی که راه یافته است، آگاه‌تر است‌///این آخرین حد آگاهی آنهاست؛ پروردگار تو کسانی را که از راه او گمراه شده‌اند بهتر می‌شناسد، و (همچنین) هدایت‌یافتگان را از همه بهتر می‌شناسد!///این است اندازه رسیدنشان به دانش همانا پروردگار تو داناتر است بدانکه گم شود از راهش و او است داناتر بدانکه راه یافت‌///این همان رسایی (نارسای) دانش آنان است. همواره پروردگار تو، خود به (حال) کسی که از راه او منحرف شده داناتر و او به کسی که راه یافته (نیز) آگاه‌تر است. quran_en_fa Yea, to Allah belongs all that is in the heavens and on earth: so that He rewards those who do evil, according to their deeds, and He rewards those who do good, with what is best. و آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست، تا کسانی را که مرتکب گناه شده‌اند، همان گناهانشان را به آنان کیفر دهد، و کسانی را که کار نیک کرده‌اند، همان کار نیکشان را به آنان پاداش دهد.///و آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست، تا کسانی را که مرتکب گناه شده‌اند، همان گناهانشان را به آنان کیفر دهد، و کسانی را که کار نیک کرده‌اند، همان کار نیکشان را به آنان پاداش دهد.///از آن خداست هر چه در آسمانها و هر چه در زمین است تا بدکاران را در برابر اعمالشان کیفر دهد و نیکوکاران را به کردار نیکشان پاداش.///و هر چه در آسمان‌ها و هر چه در زمین است از آن خداست، تا کسانى را که بد کرده‌اند بدانچه انجام داده‌اند کیفر دهد و آنها را که نیکى کرده‌اند پاداشى بهتر دهد///و هر چه در آسمانها و هر چه در زمین است از آن خداست، تا کسانى را که بد کرده‌اند، به [سزاى‌] آنچه انجام داده‌اند کیفر دهد، و آنان را که نیکى کرده‌اند، به نیکى پاداش دهد.///و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، براى اوست، تا بدکاران را به آنچه کرده‌اند، کیفر دهد و کسانى را که نیکى کرده‌اند، به بهترین وجه پاداش دهد.///و آنچه در آسمانها و زمین است همه ملک خداست (و حکم اعمال خلق با اوست) تا بدکاران را به کیفر رساند و نیکوکاران را پاداش نیکوتر عطا کند.///و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است خداوند راست، تا سرانجام بد کرداران را بر وفق کار و کردارشان جزا دهد و نیکوکاران را به پاداش نیکو [/بهشت‌] جزا دهد///و برای خداست آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است تا بدکاران را به کیفر کارهای بدشان برساند و نیکوکاران را در برابر اعمال نیکشان پاداش دهد!///و خدا را است آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است تا پاداش دهد آنان را که بد کردند بدانچه کردند و پاداش دهد آنان را که نکو کردند به نکوئی‌///و هر چه در آسمان‌ها و هر چه در زمین است تنها از خداست، تا کسانی را که بد کرده‌اند، به آنچه انجام داده‌اند کیفر دهد و آنان را که نیکی کرده‌اند، به نیک‌تر (از آن) پاداش دهد. quran_en_fa Those who avoid great sins and shameful deeds, only (falling into) small faults,- verily thy Lord is ample in forgiveness. He knows you well when He brings you out of the earth, And when ye are hidden in your mothers' wombs. Therefore justify not yourselves: He knows best who it is that guards against evil. کسانی که از گناهان بزرگ و زشت کاری‌ها جز لغزش‌های کوچک دوری می‌کنند [مورد آمرزش اند] یقینا آمرزش پروردگارت گسترده و وسیع است. او به شما از هنگامی که شما را از زمین به وجود آورد و از هنگامی که در شکم مادرانتان جنین بودید، داناتر است؛ پس خودستایی نکنید. او به کسی که پرهیزکاری پیشه کرده است، آگاه‌تر است.///کسانی که از گناهان بزرگ و زشت کاری‌ها جز لغزش‌های کوچک دوری می‌کنند [مورد آمرزش اند] یقینا آمرزش پروردگارت گسترده و وسیع است. او به شما از هنگامی که شما را از زمین به وجود آورد و از هنگامی که در شکم مادرانتان جنین بودید، داناتر است؛ پس خودستایی نکنید. او به کسی که پرهیزکاری پیشه کرده است، آگاه‌تر است.///کسانى که از گناهان بزرگ و زشتیها اجتناب مى‌کنند -جز آنکه گناهى کوچک از آنها سرزند- بدانند که آمرزش پروردگار تو وسیع است و او به شما، آنگاه که از زمین بیافریدتان و آنگاه که در شکم مادرتان پنهان بودید، آگاه‌تر است. خویشتن را بى‌گناه مدانید. اوست که پرهیزگار را بهتر مى‌شناسد.///آنان که از گناهان بزرگ و زشتکارى‌ها- جز لغزش‌هاى کوچک- اجتناب مى‌کنند، بى‌تردید آمرزش پروردگار تو وسیع است. او به [حال‌] شما دمى که شما را از زمین پدید آورد و هنگامى که به صورت جنین در شکم مادرانتان بودید داناتر است، پس خود را نستایید، او به کسى که پ///آنان که از گناهان بزرگ و زشتکاریها -جز لغزشهاى کوچک- خوددارى مى‌ورزند، پروردگارت [نسبت به آنها] فراخ‌آمرزش است. وى از آن دم که شما را از زمین پدید آورد و از همان‌گاه که در شکمهاى مادرانتان [در زهدان‌] نهفته بودید به [حال] شما داناتر است، پس خودتان را پاک مشمارید. او به [حال‌] کسى که پرهیزگارى نموده داناتر است.///کسانى که از گناهان بزرگ و زشتى‌هاى آشکار، مگر گناهان ناخواسته، پرهیز مى‌کنند، بى‌شک آمرزش پروردگارت گسترده است. او به شما داناتر است، آن‌گاه که شما را از زمین پدید آورد و آن‌گاه که شما در شکم مادرانتان جنین بودید. پس خود را بى‌عیب نشمارید که او به تقواپیشگان داناتر است.///آنان که از گناهان بزرگ و اعمال زشت دوری کنند مگر آنکه کمی (یعنی گناه صغیره‌ای یا تخیل و وسوسه‌ای به غلبه طبیعت و عادت) از آنها سر زند، که مغفرت پروردگارت بسیار وسیع است، او به حال شما آگاه‌تر است آن گاه که شما را از خاک زمین آفرید و هنگامی که در رحم مادرها جنین بودید، پس خودستایی مکنید، او به حال هر که متقی (و در خور ستایش) است از شما داناتر است.///کسانی که از گناهان کبیره و ناشایستیها پرهیز می‌کنند، مگر صغیره، بی‌گمان پروردگارت گسترده آمرزش است، او آنگاه که شما را از زمین پدید آورد، و آنگاه که جنین‌هایی در شکمهای مادرانتان بودید، به شما آگاه‌تر است پس خودتان را پاکدامن مشمرید، او به آنکه [از ناپسند] می‌پرهیزد، آگاه‌تر است‌///همانها که از گناهان بزرگ و اعمال زشت دوری می‌کنند، جز گناهان صغیره (که گاه آلوده آن می‌شوند)؛ آمرزش پروردگار تو گسترده است؛ او نسبت به شما از همه آگاهتر است از آن هنگام که شما را از زمین آفرید و در آن موقع که بصورت جنینهایی در شکم مادرانتان بودید؛ پس خودستایی نکنید، او پرهیزگاران را بهتر می‌شناسد!///آنان که دوری گزینند گناهان بزرگ را و ناشایسته‌ها را (پرده‌دریها را) جز اندیشه گناه (یا گناه خرد) همانا پروردگار تو پهناور است آمرزش او و او داناتر است به شما گاهی که پدید آورد شما را از زمین و گاهی که شما نهان بودید در شکمهای مادران خویش پس خویشتن را نستائید (پاک نشمرید) او است داناتر بدانکه پرهیز کرد///آنان که از گناهان بزرگ و بزرگتر [: تجاوزگر] - جز لغزش‌های کوچک - خودداری می‌ورزند، پروردگارت (نسبت به آنها) پوششی فزاینده دارد. چون شما را از زمین پدید آورد، و چون در شکم‌های مادرانتان (در زهدان‌هاشان) نهفته بودید، به (حال) شما داناتر است، پس خودهاتان را پاک مشمارید. او به (حال) کسی که پرهیزگاری کرده داناتر است. quran_en_fa Seest thou one who turns back, آیا کسی را که [از حق] روی گردانید، دیدی؟///آیا کسی را که [از حق] روی گردانید، دیدی؟///آیا آن را که از تو رویگردان شد دیدى؟///پس آیا دیدى آن کسى را که [از حق‌] روى برتافت///پس آیا آن کسى را که [از جهاد] روى برتافت دیدى؟///پس آیا دیدى آن که را [از حق] روی گرداند؟///(ای رسول) دیدی آن کس را که روی (از جنگ احد) بگردانید؟///آیا کسی را که رویگردان شد نگریسته‌ای‌///آیا دیدی آن کس را که (از اسلام -یا انفاق-) روی گردان شد؟!///آیا دیدی آن را که روی برتافت‌///آیا پس آن کس را که (از حق) روی برتافته دیدی‌؟ quran_en_fa Gives a little, then hardens (his heart)? و اندکی [از مال خود] بخشید و [از باقی مانده آن] امساک ورزید.///و اندکی [از مال خود] بخشید و [از باقی مانده آن] امساک ورزید.///اندک مى‌بخشید و در انفاق بخل مى‌ورزید.///و کمى بخشید [ولى ادامه نداد] و امتناع ورزید///و اندکى بخشید و [از باقى‌] امتناع ورزید.///و اندکى بخشید و دست کشید؟///و اندک صدقه‌ای داد سپس به کلی قطع احسان کرد؟ (مفسرین گفتند: آیات مربوط به عثمان است که شتری با بار به عبد الله سعد داد که در محشر بار گناه عثمان را به دوش گیرد).///و اندکی بخشید و باز ایستاد///و کمی عطا کرد، و از بیشتر امساک نمود!///و بخشید اندکی و خودداری کرد///اندکی بخشید و (از مابقی) بخل ورزید. quran_en_fa What! Has he knowledge of the Unseen so that he can see? آیا علم غیب نزد اوست و او می‌بیند [که بارگناهانش رادر قیامت دیگری برمی دارد؟]///آیا علم غیب نزد اوست و او می‌بیند [که بارگناهانش رادر قیامت دیگری برمی دارد؟]///آیا علم غیب دارد و مى‌بیند؟///آیا علم غیب نزد اوست و او [حقایق را] مى‌بیند///آیا علم غیب پیش اوست و او مى‌بیند؟///آیا علم غیب نزد اوست و او مى‌بیند [که اگر انفاق کند، فقیر مى‌شود]؟///آیا علم غیب نزد اوست و او (به احوال آن جهان) بیناست (که می‌داند رفیقش می‌تواند بار گناه او را به دوش گیرد).///آیا نزد او علم غیب است و او [حقایق را] می‌بیند؟///آیا نزد او علم غیب است و می‌بیند (که دیگران می‌توانند گناهان او را بر دوش گیرند)؟!///آیا نزد او است علم ناپیدا پس او می‌بیند///آیا نزدش علم غیب است؛ پس (هم) او (آن را) می‌بیند؟ quran_en_fa Nay, is he not acquainted with what is in the Books of Moses- یا او را به آنچه در صحیفه‌های موسی است خبر نداده‌اند؟///یا او را به آنچه در صحیفه‌های موسی است خبر نداده‌اند؟///یا از آنچه در صحیفه‌هاى موسى آمده بى‌خبر مانده است؟///آیا بدانچه در صحیفه‌هاى موسى آمده خبر نیافته است///یا بدانچه در صحیفه‌هاى موسى [آمده‌] خبر نیافته است؟///آیا از آنچه در تورات موسى آمده، او را خبر نداده‌اند؟///یا که آگه نشد به آنچه (راجع به مجازات) در تورات موسی عمران است؟///یا از آنچه در صحیفه‌های موسی است، آگاهش نکرده‌اند///یا از آنچه در کتب موسی نازل گردیده با خبر نشده است؟!///یا آگهی داده نشد بدانچه در نامه‌های موسی است‌///یا بدانچه در صحیفه‌های موسی است خبر نیافته است‌؟ quran_en_fa And of Abraham who fulfilled his engagements?- و [یا به آنچه در صحیفه‌های] ابراهیم [است] همان که به طور کامل [به پیمانش با خدا] وفا کرد [آگاهش نکرده‌اند؟]///و [یا به آنچه در صحیفه‌های] ابراهیم [است] همان که به طور کامل [به پیمانش با خدا] وفا کرد [آگاهش نکرده‌اند؟]///یا از ابراهیم، که حق رسالت را ادا کرد؟///و [در نوشته‌هاى‌] ابراهیم که [به پیمان‌هاى خدا] وفا کرد///و [نیز در نوشته‌هاى‌] همان ابراهیمى که وفا کرد:///و [نیز صحف] ابراهیم که [حق را] به طور کامل ادا کرد؟///و هم در صحف ابراهیم خلیل وفادار؟///و [صحیفه‌های‌] ابراهیم که عهد به جای آورد///و در کتب ابراهیم، همان کسی که وظیفه خود را بطور کامل ادا کرد،///و ابراهیم که وفا کردار است‌///و (نیز در صحیفه‌های) ابراهیم که به خوبی (در انجام رسالتش) وفا کرد. quran_en_fa Namely, that no bearer of burdens can bear the burden of another; که هیچ سنگین باری بار گناه دیگری را بر نمی‌دارد،///که هیچ سنگین باری بار گناه دیگری را بر نمی‌دارد،///که هیچ کس بار گناه دیگرى را برندارد؟///که هیچ کس بار گناه دیگرى را برنمى‌دارد///که هیچ بردارنده‌اى بار گناه دیگرى را بر نمى‌دارد.///که هیچ کس بار [گناه] دیگرى را به دوش نخواهد گرفت.///که هیچ کس بار گناه دیگری را (در قیامت) به دوش نخواهد گرفت.///که هیچ بر دارنده‌ای بار گناه دیگری را بر ندارد///که هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌گیرد،///که برندارد هیچ گنهباری بار دگری را///که هیچ بردارنده‌ی باری، بار (گناه) دیگری را بر نمی‌دارد. quran_en_fa That man can have nothing but what he strives for; و اینکه برای انسان جز آنچه تلاش کرده [هیچ نصیب و بهره‌ای] نیست،///و اینکه برای انسان جز آنچه تلاش کرده [هیچ نصیب و بهره‌ای] نیست،///و اینکه: براى مردم پاداشى جز آنچه خود کرده‌اند نیست؟///و این که براى انسان جز آنچه تلاش کرده نیست///و اینکه براى انسان جز حاصل تلاش او نیست.///و این که براى انسان جز آنچه تلاش کرده، [بهره‌ی دیگرى] نیست.///و (نمی‌داند) اینکه برای آدمی جز آنچه به سعی و عمل خود انجام داده (ثواب و جزایی) نخواهد بود؟///و اینکه برای انسان هیچ چیز نیست مگر آنچه کوشیده است‌///و اینکه برای انسان بهره‌ای جز سعی و کوشش او نیست،///و آنکه نیست انسان را جز آنچه بکوشد (یا بدود)///و اینکه برای انسان جز حاصل تلاش خودش نیست. quran_en_fa That (the fruit of) his striving will soon come in sight: و اینکه تلاش او به زودی دیده خواهد شد؛///و اینکه تلاش او به زودی دیده خواهد شد؛///و زودا که کوشش او در نظر آید.///و حتما کوشش او به زودى دیده خواهد شد///و [نتیجه‌] کوشش او به زودى دیده خواهد شد.///و این که [بهره‌ی] تلاش و کوشش او به زودى دیده خواهد شد.///و اینکه البته پاداش سعی و عمل او را (در دنیا و برزخ) به وی بنمایند.///و حاصل کوشش او زودا که دیده شود///و اینکه تلاش او بزودی دیده می‌شود،///و آنکه کوشش او زود است دیده شود///و همواره (نتیجه‌ی) کوشش او به زودی (در برزخ) دیده خواهد شد. quran_en_fa Then will he be rewarded with a reward complete; سپس به تلاشش پاداش کامل خواهند داد؛///سپس به تلاشش پاداش کامل خواهند داد؛///سپس به او پاداشى تمام دهند.///سپس به او جزاى کافى داده خواهد شد///سپس هر چه تمامتر وى را پاداش دهند.///سپس پاداش کامل آن را به او می‌دهند.///سپس (در آخرت) پاداش کامل آن را به او بدهند.///سپس پاداش دهند او را به پاداشی هر چه وافی‌تر///سپس به او جزای کافی داده خواهد شد!///پس پاداش داده شودش پاداش رساتر///سپس - هر چه تمام‌تر- بدان (در قیامت) پاداش داده شود. quran_en_fa That to thy Lord is the final Goal; و اینکه پایان [همه امور] به سوی پروردگارتوست؛///و اینکه پایان [همه امور] به سوی پروردگارتوست؛///و پایان راه همه، پروردگار توست.///و این که پایان [کار] به سوى پروردگار توست///و اینکه پایان [کار] به سوى پروردگار توست.///و پایان و بازگشت همگان به سوى پروردگار توست.///و اینکه کار خلق عالم به سوی خدا منتهی می‌شود.///و اینکه سرانجام [همه کار و همه چیز] با پروردگار توست‌///(و آیا از کتب پیشین انبیا به او نرسیده است) که همه امور به پروردگارت منتهی می‌گردد؟!///و آنکه بسوی پروردگار تو است پایان‌///و اینکه به‌راستی فرجام (کار) سوی پروردگار تو است. quran_en_fa That it is He Who granteth Laughter and Tears; و این اوست که می‌خنداند و می‌گریاند؛///و این اوست که می‌خنداند و می‌گریاند؛///و اوست که مى‌خنداند و مى‌گریاند.///و هم اوست که بخنداند و بگریاند///و هم اوست که مى‌خنداند و مى‌گریاند.///و اوست که می‌خنداند و می‌گریاند.///و هم اوست که (بندگان را) شاد و خندان سازد و غمین و گریان گرداند.///و اوست که می‌خنداند و می‌گریاند///و اینکه اوست که خنداند و گریاند،///و آنکه او است که بخندانید و بگریانید///و اینکه به‌راستی اوست که خنداند و گریاند. quran_en_fa That it is He Who granteth Death and Life; و هم اوست که می‌میراند و زنده می‌کند.///و هم اوست که می‌میراند و زنده می‌کند.///و اوست که مى‌میراند و زنده مى‌کند.///و هم اوست که میراند و زنده کرد///و هم اوست که مى‌میراند و زنده مى‌گرداند.///و اوست که می‌میراند و زنده می‌کند.///و هم اوست که بمیراند و باز زنده فرماید.///و اوست که می‌میراند و زنده می‌دارد///و اوست که میراند و زنده کرد،///و آنکه او است که میرانید و زنده ساخت‌///و اینکه به‌راستی (هم) او میراند و زنده کرد. quran_en_fa That He did create in pairs,- male and female, واوست که دو زوج نر وماده آفرید،///واوست که دو زوج نر وماده آفرید،///و اوست که جفتهاى نر و ماده را آفریده است،///و اوست که دو زوج نر و ماده را آفرید///و هم اوست که دو نوع مى‌آفریند: نر و ماده،///و اوست که دو زوج نر و ماده را آفرید،///و اوست که خلق را (برای انس با هم) جفت نر و ماده آفریده است.///و اوست که زوج نرینه و مادینه را آفرید///و اوست که دو زوج نر و ماده را آفرید …///و آنکه او آفرید دو جفت را نر و ماده‌///و هم اوست که به درستی دو نوع آفرید: نر و ماده. quran_en_fa From a seed when lodged (in its place); از نطفه هنگامی که در رحم ریخته شود.///از نطفه هنگامی که در رحم ریخته شود.///از نطفه، آنگاه که در رحم ریخته مى‌شود.///از نطفه‌اى آن‌گاه که ریخته شود///از نطفه‌اى چون فرو ریخته شود.///از نطفه‌اى آنگاه که ریخته می‌شود.///از نطفه‌ای آفریده که (از مردان به رحم زنان) می‌ریزد.///از نطفه‌ای که [در رحم‌] فرو می‌ریزد///از نطفه‌ای هنگامی که خارج می‌شود (و در رحم می‌ریزد)،///از چکه آبی گاهی که ریخته گردد///از نطفه‌ای آن هنگام که (ضمن منی) می‌جهد. quran_en_fa That He hath promised a Second Creation (Raising of the Dead); و پدید آوردن جهان دیگر بر عهده اوست،///و پدید آوردن جهان دیگر بر عهده اوست،///و بر خداوند است که آن را بار دیگر زنده کند.///و این که ایجاد عالم دیگر (رستاخیز) بر عهده‌ى اوست///و هم پدید آوردن [عالم‌] دیگر بر [عهده‌] اوست.///و پدید آوردن [جهان] دیگر بر [عهده] اوست.///و هم بر اوست که ایجاد نشأه آخرت کند.///و اینکه پدید آوردن نشاه آخرت با اوست‌///و اینکه بر خداست ایجاد عالم دیگر (تا عدالت اجرا گردد)،///و آنکه بر او است پدیدآوردن دیگر///و هم پدید آوردن (عالم) دیگر به‌راستی تنها بر (عهده‌ی) اوست. quran_en_fa That it is He Who giveth wealth and satisfaction; و اوست که شما را توانگر کرد و سرمایه قابل ذخیره بخشید،///و اوست که شما را توانگر کرد و سرمایه قابل ذخیره بخشید،///و اوست که بى‌نیاز کند و روزى دهد.///و هم اوست که [شما را] بى‌نیاز کرد و مال بخشید///و هم اوست که [شما را] بى‌نیاز کرد و سرمایه بخشید.///و اوست که بى‌نیاز می‌کند و سرمایه می‌بخشد.///و هم اوست که (بندگان را) بی‌نیاز کند و سرمایه (هر سعادت) بخشد.///و اوست که بی‌نیاز کند و سرمایه دهد///و اینکه اوست که بی‌نیاز کرد و سرمایه باقی بخشید،///و آنکه او بی‌نیاز کرد و نگاه داشت‌///و هم اوست که (شما را) بی‌نیاز کرد و کفایت بخشید. quran_en_fa That He is the Lord of Sirius (the Mighty Star); و او پروردگار [ستاره] شعری است،///و او پروردگار [ستاره] شعری است،///و اوست پرردگار ستاره شعرى.///و هم اوست پروردگار ستاره‌ى شعرى (که او را مى‌پرستیدند)///و هم اوست پروردگار ستاره «شعرى».///و اوست پروردگار [ستاره] شعرى [که گروهى آن را می‌پرستیدند].///و هم اوست آفریننده ستاره شعری (پس آفریننده را پرستید نه ستاره را).///و اوست که پروردگار شعری است‌///و اینکه اوست پروردگار ستاره «شعرا»!///و آنکه او است پروردگار شعری (ستاره است)///و هم اوست که پروردگار (ستاره‌ی) «شعری‌» است. quran_en_fa And that it is He Who destroyed the (powerful) ancient 'Ad (people), و اوست که قوم عاد نخستین را هلاک کرد،///و اوست که قوم عاد نخستین را هلاک کرد،///و اوست که عاد، آن قوم پیشین را هلاک کرد،///و هم اوست که عادیان نخستین را هلاک کرد///و هم اوست که عادیان قدیم را هلاک کرد.///و اوست که نسل پیشین عاد را نابود کرد.///و هم اوست که نخستین قوم عاد را هلاک ساخت.///و اوست که عاد نخستین را نابود کرد///(و آیا به انسان نرسیده است که در کتب انبیای پیشین آمده) که خداوند قوم «عاد نخستین» را هلاک کرد؟!///و آنکه او نابود ساخت عاد نخستین را///و هم اوست که عادیان نخستین را هلاک کرد. quran_en_fa And the Thamud nor gave them a lease of perpetual life. و [نیز] قوم ثمود را به طوری که [کسی از آنان را] باقی نگذاشت///و [نیز] قوم ثمود را به طوری که [کسی از آنان را] باقی نگذاشت///و از ثمود هیچ باقى نگذاشت.///و ثمودیان را باقى نگذاشت///و ثمود را [نیز هلاک کرد] و [کسى را] باقى نگذاشت.///و ثمود را، پس [احدى از آنان] باقى نگذاشت.///و قوم ثمود را، و هیچ باقی نگذاشت.///و ثمود را نیز، باقی نگذاشت‌///و همچنین قوم «ثمود» را، و کسی از آنان را باقی نگذارد!///و ثمود را بجای نگذارد///و ثمودیان را (نیز هلاک کرد،) پس (کسی از آنان را) باقی نگذاشت. quran_en_fa And before them, the people of Noah, for that they were (all) most unjust and most insolent transgressors, وقوم نوح را پیش‌تر [هلاک کرد]؛ زیرا آنان ستمکارتر و سرکش‌تر بودند///وقوم نوح را پیش‌تر [هلاک کرد]؛ زیرا آنان ستمکارتر و سرکش‌تر بودند///و پیش از آنها قوم نوح را، که ستمکارتر و سرکش‌تر بودند،///و پیش از آنها قوم نوح را [هلاک نمود] آنها ظالم‌تر و طاغى‌تر بودند///و پیشتر [از همه آنها] قوم نوح را، زیرا که آنان ستمگرتر و سرکش‌تر بودند.///و پیش از آنان، قوم نوح را، که ستمکارتر و سرکش‌تر بوده‌اند.///و پیش از اینان قوم نوح را که ظالم و سرکش‌تر بودند هلاک گردانید.///و نیز پیش از آن قوم نوح را، که ایشان ستمکارتر و سرکش‌تر بودند///و نیز قوم نوح را پیش از آنها، چرا که آنان از همه ظالمتر و طغیانگرتر بودند!///و قوم نوح را از پیش که ایشان بودند ستمگرتر و سرکش‌تر///و پیشتر (از همه‌ی آنان) قوم نوح را، (که) بی‌گمان آنان ستمگرترین (ستمگران) و سرکش‌ترین (سرکشان) بودند quran_en_fa And He destroyed the Overthrown Cities (of Sodom and Gomorrah). و شهرها [ی قوم لوط] را زیر و رو کرد و به زمین کوبید.///و شهرها [ی قوم لوط] را زیر و رو کرد و به زمین کوبید.///و نیز مؤتفکه را نابود کرد.///و شهرهاى واژگون شده [ى قوم لوط] را در هم فرو ریخت///و شهرها [ى سدوم و عاموره‌] را فرو افکند.///و شهرها [ى قوم لوط] را زیر و رو کرد و فروریخت.///و شهرهای قوم لوط را واژگون ساخت.///و سرزمین نگونسار را واژگون کرد///و نیز شهرهای زیر و رو شده (قوم لوط) را فرو کوبید،///و باژگون‌شدگان را فرود آورد///و دروغ‌پردازان را فرو افکند. quran_en_fa So that (ruins unknown) have covered them up. پس [عذاب خدا] آنان را احاطه کرد آن مقدار که احاطه کرد.///پس [عذاب خدا] آنان را احاطه کرد آن مقدار که احاطه کرد.///و فروپوشید آن قوم را، هر چه باید فروپوشد.///پس آنها را [با عذاب فراگیرى‌] چنان که باید فرا پوشانید///پوشاند بر آن [دو شهر، از باران گوگردى‌] آنچه را پوشاند.///پس آن شهرها را چنان که باید، پوشیده داشت.///تا آنکه بر آنها عذابی بسیار سخت احاطه کرد.///و آن را چنانکه باید، پوشیده داشت‌///سپس آنها را با عذاب سنگین پوشانید!///پس پوشانیدش آنچه پوشانید///پس پوشاند بر آنان (از باران گوگردی) آنچه پوشاند. quran_en_fa Then which of the gifts of thy Lord, (O man,) wilt thou dispute about? پس [ای انسان!] در کدام یک از نعمت‌های پروردگارت تردید می‌کنی [که آیا از سوی خدا هست یا نیست؟!]///پس [ای انسان!] در کدام یک از نعمت‌های پروردگارت تردید می‌کنی [که آیا از سوی خدا هست یا نیست؟!]///پس به کدام یک از نعمتهاى پروردگارت شک مى‌کنى؟///پس در کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارت تردید مى‌کنى///پس به کدام یک از نعمتهاى پروردگارت تردید روا مى‌دارى؟///پس [اى انسان!] در کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارت تردید مى‌کنى؟///پس (ای بشر) به کدام یک از نعمتهای پروردگارت جدل و انکار می‌کنی؟///پس به کدامیک از نعمتهای پروردگارت شک و شبهه داری؟///(بگو:) در کدام یک از نعمتهای پروردگارت تردید داری؟!///پس به کدام نعمتهای پروردگار خویش می‌ستیزی‌///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارت تردید داری‌؟ quran_en_fa This is a Warner, of the (series of) Warners of old! این پیامبر [نیز] بیم دهنده‌ای از [زمره] بیم دهندگان پیشین است.///این پیامبر [نیز] بیم دهنده‌ای از [زمره] بیم دهندگان پیشین است.///این بیم‌دهنده‌اى است همانند بیم‌دهندگان پیشین.///این [پیامبر] بیم رسانى از بیم رسانان پیشین است///این [پیامبر نیز] بیم‌دهنده‌اى از [جمله‌] بیم‌دهندگان نخستین است.///این [پیامبر] هشداردهنده‌اى از هشداردهندگان پیشین است.///این رسول هم مانند رسولان پیشین ترساننده خلق (از قهر خدا) است.///این هشداردهنده‌ای از هشداردهندگان نخستین است‌///این (پیامبر) بیم‌دهنده‌ای از بیم‌دهندگان پیشین است!///این است بیم‌دهنده از بیم‌دهندگان پیشین‌///این (پیامبر نیز) بیم‌دهنده‌ای از (جمله‌ی) بیم‌‌دهندگان نخستین است. quran_en_fa The (Judgment) ever approaching draws nigh: قیامت نزدیک شد.///قیامت نزدیک شد.///قیامت فرا رسید.///رستاخیز نزدیک است/// [وه چه‌] نزدیک گشت قیامت.///رستاخیز نزدیک شد.///روز قیامت بسیار نزدیک شده است.///[قیامت‌] فرارسنده، فرارسید///آنچه باید نزدیک شود، نزدیک شده است (و قیامت فرامی‌رسد)،///نزدیک گشت نزدیک شونده‌///نزدیک‌شونده [: رستاخیز] نزدیک شد. quran_en_fa No (soul) but Allah can lay it bare. کسی جز خدا برطرف کننده [سختی‌ها و هول و هراسش] نیست.///کسی جز خدا برطرف کننده [سختی‌ها و هول و هراسش] نیست.///کس جز خداوند آشکارش نکند.///کسى جز خداوند برطرف کننده‌ى [عذاب‌] آن نیست///جز خدا کسى آشکارکننده آن نیست.///جز خداوند، کسى برطرف­ کننده­ی آن روز نیست.///هیچ کس غیر خدا آن روز را آشکار نتواند ساخت.///جز خداوند، برای آن آشکارکننده‌ای نیست‌///و هیچ کس جز خدا نمی‌تواند سختیهای آن را برطرف سازد!///نیستش جز خدا گشاینده‌///جز خدا کسی آشکارکننده‌ی آن (از نهان) نیست. quran_en_fa Do ye then wonder at this recital? آیا از این سخن تعجب می‌کنید؟///آیا از این سخن تعجب می‌کنید؟///آیا از این سخن در شگفت افتاده‌اید؟///پس آیا از این سخن عجب دارید///آیا از این سخن عجب دارید؟///پس آیا از این سخن، تعجب مى‌کنید؟///آیا از این سخن تعجب می‌کنید،///پس آیا از این سخن عجب می‌کنید؟///آیا از این سخن تعجب می‌کنید،///آیا از این داستان شگفت مانید///آیا پس از این سخن عجب دارید؟ quran_en_fa And will ye laugh and not weep,- و [با چنین وضعی که دارید هنوز] می‌خندید و نمی‌گریید؟!///و [با چنین وضعی که دارید هنوز] می‌خندید و نمی‌گریید؟!///و مى‌خندید و نمى‌گریید؟///و مى‌خندید و [از خوف قیامت‌] نمى‌گریید///و مى‌خندید و نمى‌گریید؟///و مى‌خندید و گریه نمى‌کنید؟///و (به فسوس و مسخره بر آن) می‌خندید و (به روزگار سخت خود) نمی‌گریید،///و می‌خندید و نمی‌گریید؟///و می‌خندید و نمی‌گریید،///و خندید و نگریید///و می‌خندید و نمی‌گریید؟ quran_en_fa Wasting your time in vanities? و همواره سرکشی می‌کنید و غافلانه به خوشی و خوشگذرانی مشغول هستید؟!///و همواره سرکشی می‌کنید و غافلانه به خوشی و خوشگذرانی مشغول هستید؟!///و شما غافل شده‌اید.///و شما [از آن‌] در غفلت به سر مى‌برید///و شما در غفلتید.///در حالى که شما غافل و هوسرانید.///و شما سخت غافلید (از این خواب غفلت برخیزید و).///و شمایید که بازی کنانید///و پیوسته در غفلت و هوسرانی به سر می‌برید؟!///و شمائید ناآگهان‌///و شما در لهو، متکبر و سر به هوایید. quran_en_fa But fall ye down in prostration to Allah, and adore (Him)! پس [با این وصف که قیامتی سنگین در پی دارید، بیایید] خدا را سجده کنید و بپرستید.///پس [با این وصف که قیامتی سنگین در پی دارید، بیایید] خدا را سجده کنید و بپرستید.///پس خدا را سجده کنید و او را بپرستید.///پس خدا را سجده آرید و پرستش کنید///پس خدا را سجده کنید و بپرستید.///پس تنها خدا را سجده کنید و [او را] بپرستید.///بعد از این به سجده و عبادت خدا پردازید.///پس برای خداوند سجده برید و پرستش کنید///حال که چنین است همه برای خدا سجده کنید و او را بپرستید!///پس سجده کنید برای خدا و ستایش کنید///پس برای خدا سجده کنید و هم‌او را بپرستید. quran_en_fa The Hour (of Judgment) is nigh, and the moon is cleft asunder. قیامت بسیار نزدیک شد، و ماه از هم شکافت.///قیامت بسیار نزدیک شد، و ماه از هم شکافت.///قیامت نزدیک شد و ماه دو پاره گردید.///قیامت نزدیک شد و ماه بشکافت///نزدیک شد قیامت و از هم شکافت ماه.///قیامت بسیار نزدیک شد و ماه از هم شکافت.///آن ساعت (قیامت یا قیام رسول حق) نزدیک آمد و ماه آسمان شکافته شد (این آیه راجع به شق القمر است که کفار از رسول اکرم درخواست کردند).///قیامت نزدیک شد و ماه دو پاره شد///قیامت نزدیک شد و ماه از هم شکافت!///نزدیک شد ساعت و بشکافت ماه‌///ساعت نزدیک شد و ماه (فرو) شکافت. quran_en_fa But if they see a Sign, they turn away, and say, "This is (but) transient magic." و اگر معجزه‌ای را ببینند، روی بگردانند و گویند: [این] جادویی همیشگی است!///و اگر معجزه‌ای را ببینند، روی بگردانند و گویند: [این] جادویی همیشگی است!///و اگر معجزه‌اى ببینند، روى بگردانند و گویند: جادویى بزرگ است.///و اگر معجزه‌اى ببینند، روى بگردانند و گویند: سحرى دائمى است///و هر گاه نشانه‌اى ببینند روى بگردانند و گویند: «سحرى دایم است.»///و اگر [کافران] معجزه‌اى بینند، روى مى‌گردانند و مى‌گویند: «این جادویى است پى­درپى و همیشگی!»///و اگر کافران، بزرگ آیت و معجزی (چون شکافتن ماه) هم ببینند باز اعراض کرده و گویند که این سحری نیرومند و کامل است.///و اگر معجزه‌ای بینند روی برتابند و گویند جادویی دنباله‌دار است‌///و هرگاه نشانه و معجزه‌ای را ببینند روی گردانده، می‌گویند: «این سحری مستمر است»!///و اگر بینند آیتی روی برتابند و گویند جادوئی است گذران (یا نیرومند)///و اگر نشانه‌ای بینند روی گردانند و گویند: «سحری همیشگی است.» quran_en_fa They reject (the warning) and follow their (own) lusts but every matter has its appointed time. و [قرآن، رسالت پیامبر و معجزه را] انکار کردند و هواهای نفسانی خود را پیروی نمودند، در حالی که هر کاری [چه خیر و چه شر، چه حق و چه باطل در قرارگاه ویژه خود] قرار می‌گیرد [و اینان به زودی خواهند دانست که قرآن و پیامبر بر حق است یا معبودانشان؟]///و [قرآن، رسالت پیامبر و معجزه را] انکار کردند و هواهای نفسانی خود را پیروی نمودند، در حالی که هر کاری [چه خیر و چه شر، چه حق و چه باطل در قرارگاه ویژه خود] قرار می‌گیرد [و اینان به زودی خواهند دانست که قرآن و پیامبر بر حق است یا معبودانشان؟]///و تکذیب مى‌کنند و از پى هواهاى خویش مى‌روند. و هر کارى را هدفى است.///و [حقیقت را] تکذیب کردند و پیرو هوس‌هاى خود شدند، و هر امرى [به جاى خود] قرار گیرد [و حق و باطل روشن شود]///و به تکذیب دست زدند و هوسهاى خویش را دنبال کردند، و [لى‌] هر کارى را [آخر] قرارى است.///و [تو و قرآن تو را] تکذیب کردند و از هوس‌هاى خود پیروى نمودند. در حالی که هر کارى [سرانجام در جایگاه خود] قرار مى‌گیرد. [و حقانیت تو آشکار خواهد شد.]///و آنها (رسول حق را) تکذیب کرده و پیرو هوای نفس باطل خود شدند و هر (حق و باطل) امری را عاقبت (در بهشت یا دوزخ) مقری خواهد بود.///و انکار پیشه کردند و از هوی و هوسهایشان پیروی کردند و هر کاری سرانجامی دارد///آنها (آیات خدا را) تکذیب کردند و از هوای نفسشان پیروی نمودند؛ و هر امری قرارگاهی دارد!///و تکذیب کردند و پیروی کردند هوسهای خویش را و هر کاری است پایدار (جایگزین)///و تکذیب نمودند و هوس‌های خویش را پیروی کردند. و هر امری [: فرمان، کار و چیزی] قرارگیرنده است. quran_en_fa There have already come to them Recitals wherein there is (enough) to check (them), بی تردید آنچه از خبرها [ی گذشتگان] که [در آن] مایه بازداشتن [از کفر و شرک و گناهان] است برای آنان آمده است.///بی تردید آنچه از خبرها [ی گذشتگان] که [در آن] مایه بازداشتن [از کفر و شرک و گناهان] است برای آنان آمده است.///و برایشان خبرهایى آمده است که از گناهشان بازمى‌دارد.///و به تحقیق از اخبار [پیشینیان‌] آنچه در آن بازدارندگى است برایشان آمده است///و قطعا از اخبار، آنچه در آن مایه انزجار [از کفر] است به ایشان رسید.///و بی‌گمان از خبرهاى مهم [گذشتگان]، آنچه مایه‌ی دست برداشتن [از کفر] است، براى آنان آمد.///و اخباری که مایه عبرت و انزجار از معصیت است کاملا به مردم رسید.///و به راستی برای آنان از اخبار [پیشینیان‌] آنچه در آن درس عبرت هست، به میان آمده است‌///به اندازه کافی برای بازداشتن از بدیها اخبار (انبیا و امتهای پیشین) به آنان رسیده است!///و هر آینه بیامدشان از داستانها آنچه در آن است بازداشتی‌///و همواره به‌راستی از اخبار مهم آنچه را جایگاه انزجار (از کفر) است به ایشان رسید. quran_en_fa Mature wisdom;- but (the preaching of) Warners profits them not. [این خبرها] پندی رساست، ولی هشدارها [به این ستمکاران لجوج] سودی نمی‌بخشد.///[این خبرها] پندی رساست، ولی هشدارها [به این ستمکاران لجوج] سودی نمی‌بخشد.///حکمتى است تمام. ولى بیم‌دهندگان سودشان ندهند.///[آیات الهى‌] حکمتى رساست، لیکن هشدارها [حق ناپذیران را] فایده نمى‌دهد///حکمت بالغه [حق این بود]، ولى هشدارها سود نکرد.///[با این که آن خبرها،] حکمتى رسا بود؛ ولى هشدارها [براى افراد لجوج،] سودى نداشت.///(قرآن) حکمت بالغه خداست و (اگر از آن پند نگیرید) دیگر از این پس هیچ اندرز و پند (شما را) سودی نخواهد بخشید.///حکمتی است رسا، و هشدارها سودی نبخشیده است‌///این آیات، حکمت بالغه الهی است؛ اما انذارها (برای افراد لجوج) فایده نمی‌دهد!///حکمتی است رسا پس بی‌نیاز نکنند ترسانندگان‌///حکمتی‌رسا (ست). پس ترسانندگان بی‌نیاز (شان) نمی‌کنند. quran_en_fa Therefore, (O Prophet,) turn away from them. The Day that the Caller will call (them) to a terrible affair, بنابراین از آنان روی بگردان [و] روزی را [یاد کن] که آن دعوت کننده [یعنی اسرافیل] آنان را به امری بس دشوار و هولناک دعوت می‌کند.///بنابراین از آنان روی بگردان [و] روزی را [یاد کن] که آن دعوت کننده [یعنی اسرافیل] آنان را به امری بس دشوار و هولناک دعوت می‌کند.///پس در آن روز که آن دعوت‌کننده، آنان را به چیزى ناخوش فرامى‌خواند، از ایشان رویگردان شو.///پس از آنان روى برتاب [و منتظر باش‌] روزى را که داعى [حق‌] به سوى امرى دهشتناک دعوت کند [و به پاى حساب بکشد]///پس، از آنان روى برتاب. روزى که داعى [حق‌] به سوى امرى دهشتناک دعوت مى‌کند،///پس، از آنان روى بگردان! [منتظر باش] روزى را که آن دعوت‌کننده، [آنان را] به سوى چیزى ناخوش [و بس دشوار و هولناک] فرامی‌خواند.///پس روی از کافران بگردان (تا) روزی که ندا کننده‌ای (چون اسرافیل، خلق را) به عالمی حیرت آور و قیامتی هول‌انگیز دعوت کند.///پس از آنان روی بر تاب [تا] روزی که آن دعوتگر به چیزی غریب و ناشناخته دعوت کند///بنابر این از آنها روی بگردان، و روزی را به یاد آور که دعوت کننده الهی مردم را به امر وحشتناکی دعوت می‌کند (دعوت به حساب اعمال)!///پس روی برتاب از ایشان روزی که خواند خواننده به چیزی ناپسند///پس روزی که داعی (حق) سوی امری دهشتناک (و ناشناخته) دعوت می‌کند، از آنان روی برتاب. quran_en_fa They will come forth,- their eyes humbled - from (their) graves, (torpid) like locusts scattered abroad, در حالی که دیدگانشان [از شدت ترس] فرو افتاده، هم چون ملخ‌های پراکنده از گورها بیرون آیند.///در حالی که دیدگانشان [از شدت ترس] فرو افتاده، هم چون ملخ‌های پراکنده از گورها بیرون آیند.///نشان ذلت در چشمانشان آشکار است. چون ملخهاى پراکنده از قبرها بیرون مى‌آیند.///در حالى که چشمانشان فرو شکسته، از قبرها بیرون مى‌آیند، گویى آنان ملخ‌هاى پراکنده‌اند///در حالى که دیدگان خود را فروهشته‌اند، چون ملخهاى پراکنده از گورها [ى خود] برمى‌آیند.///آنان در حالى که چشم‌هایشان [از ترس و وحشت] فروافتاده، همچون ملخ‌هایى پراکنده، از قبرها بیرون مى‌آیند.///که (از هول آن) کافران به خواری چشم بر هم نهند و سر از قبرها بر آورده مانند ملخ به عرصه محشر منتشر شوند.///در حالی که دیدگانشان را فروداشته‌اند، از گورها بیرون آیند، گویی که ملخهای پراکنده‌اند///آنان در حالی که چشمهایشان از شدت وحشت به زیر افتاده، همچون ملخهای پراکنده از قبرها خارج می‌شوند،///سرافکنده است دیدگانشان برون آیند از گورها گوئیا آنانند ملخهای پراکنده‌///در حالی که دیدگانشان بسی فروهشته است، چون ملخ‌های پراکنده از گورها (ی خود) بر می‌آیند. quran_en_fa Hastening, with eyes transfixed, towards the Caller!- "Hard is this Day!", the Unbelievers will say. شتابان به سوی آن دعوت کننده می‌روند و کافران می‌گویند: امروز روز بسیار سختی است.///شتابان به سوی آن دعوت کننده می‌روند و کافران می‌گویند: امروز روز بسیار سختی است.///سرها را بالا گرفته به سوى آن دعوت‌کننده مى‌شتابند. کافران مى‌گویند: این روز دشوارى است.///گردن‌کشان به سرعت به سوى آن دعوتگر بشتابند کافران گویند: امروز روز سختى است///به سرعت سوى آن دعوتگر مى‌شتابند. کافران مى‌گویند: «امروز [چه‌] روز دشوارى است.»///سراسیمه به سوى دعوت­کننده مى‌دوند. کافران مى‌گویند: این روزى بسیار سخت است!»///در آن حال منادی محشر را ناچار به سرعت اجابت کنند، کافران با هم گویند: این روز همان روز سخت است (که ما انکار می‌کردیم).///به سوی دعوتگر شتابند، و کافران گویند امروز روزی دشوار است‌///در حالی که (بر اثر وحشت و اضطراب) بسوی این دعوت کننده گردن می‌کشند؛ کافران می‌گویند: «امروز روز سخت و دردناکی است!»///شتابندگان بسوی خواننده گویند کافران امروز است روزی سخت‌///سوی آن دعوتگر، چشم دوخته و نگرانند. کافران می‌گویند: «این روزی دشوار است.» quran_en_fa Before them the People of Noah rejected (their messenger): they rejected Our servant, and said, "Here is one possessed!", and he was driven out. پیش از آنان قوم نوح [پیامبران] را تکذیب کردند، پس بنده ما [نوح] را هم تکذیب کردند و گفتند: دیوانه است، و جن زده‌ای است [که آثاری از گزند جن در او می‌باشد.]///پیش از آنان قوم نوح [پیامبران] را تکذیب کردند، پس بنده ما [نوح] را هم تکذیب کردند و گفتند: دیوانه است، و جن زده‌ای است [که آثاری از گزند جن در او می‌باشد.]///پیش از اینها قوم نوح تکذیب کرده بودند. بنده ما را تکذیب کردند و گفتند: دیوانه است. و به دشنامش راندند.///پیش از آن قوم نوح تکذیب کردند و بنده‌ى ما را دروغگو خواندند و گفتند: دیوانه‌اى طرد شده [از اجتماع‌] است///پیش از آنان، قوم نوح [نیز] به تکذیب پرداختند و بنده ما را دروغزن خواندند و گفتند: «دیوانه‌اى است.» و [بسى‌] آزار کشید.///پیش از اینان، قوم نوح [نیز نشانه‌هاى ما را] دروغ انگاشتند و بنده ما [نوح] را تکذیب کردند و گفتند: او دیوانه و جن‌زده‌اى است که [جن‌ها] آزارش داده‌اند.///پیش از اینان هم قوم نوح بنده ما نوح را تکذیب کردند و گفتند: او مردی دیوانه است، و (با زجر و ستم بسیار که از آنها کشید از دعوت به حق) بازداشته شد.///پیش از آنان قوم نوح انکار پیشه کردند و بنده ما را دروغ‌زن انگاشتند و گفتند دیوانه است و رانده شد///پیش از آنها قوم نوح تکذیب کردند، (آری) بنده ما (نوح) را تکذیب کرده و گفتند: «او دیوانه است!» و (با انواع آزارها از ادامه رسالتش) بازداشته شد.///تکذیب کردند پیش از ایشان قوم نوح پس تکذیب کردند بنده ما را و گفتند دیوانه است و آزرده شد///پیش از آنان، قوم نوح (نیز) به تکذیب پرداختند. پس بنده‌ی ما را تکذیب کردند و گفتند: «دیوانه‌ای است. ‌» و بسی زجرکشیده. quran_en_fa Then he called on his Lord: "I am one overcome: do Thou then help (me)!" پس پروردگارش را خواند که من مغلوب شده‌ام [و از ستم و زورگویی آنان دلتنگم] بنابراین انتقام [مرا از اینان] بگیر.///پس پروردگارش را خواند که من مغلوب شده‌ام [و از ستم و زورگویی آنان دلتنگم] بنابراین انتقام [مرا از اینان] بگیر.///و پروردگارش را خواند: من مغلوب شده‌ام، انتقام بکش.///پس پروردگار خود را خواند که: من مغلوبم پس انتقام گیر///تا پروردگارش را خواند که: «من مغلوب شدم؛ به داد من برس!»///پس نوح پروردگارش را [چنین] خواند: «[پروردگارا!] من مغلوب شده‌ام، پس یاریم کن!»///تا آنکه به درگاه خدایش دعا کرد که من سخت مغلوب قوم شده‌ام تو مرا یاری فرما.///سپس پروردگارش را به دعا خواند که من درمانده‌ام [یاری کن و] انتقام [مرا] بگیر///او به درگاه پروردگار عرضه داشت: «من مغلوب (این قوم طغیانگر) شده‌ام، انتقام مرا از آنها بگیر!»///پس خواند پروردگار خویش را که منم شکست‌خورده پس یاری کن‌///پس پروردگارش را خواند که: «بسی مغلوب شده‌ام‌؛ پس بس یاری (ام) فرمای!» quran_en_fa So We opened the gates of heaven, with water pouring forth. پس [در پاسخ درخواستش] درهای آسمان را به آبی بسیار فراوان و ریزان گشودیم،///پس [در پاسخ درخواستش] درهای آسمان را به آبی بسیار فراوان و ریزان گشودیم،///و ما نیز درهاى آسمان را به روى آبى که به شدت مى‌ریخت گشودیم.///پس درهاى آسمان را به آبى سیل آسا گشودیم///پس درهاى آسمان را به آبى ریزان گشودیم.///پس ما درهاى آسمان را با آبی بسیار فراوان و ریزان گشودیم.///ما هم درهای آسمان گشودیم و سیلابی از آسمان فرو ریختیم.///آنگاه درهای آسمان را به آبی سیل‌آسا گشودیم‌///در این هنگام درهای آسمان را با آبی فراوان و پی‌درپی گشودیم؛///پس گشودیم درهای آسمان را به آبی ریزنده‌///پس درهای آسمان را به آبی بس ریزان و فراوان (بر سروسامانشان) گشودیم. quran_en_fa And We caused the earth to gush forth with springs, so the waters met (and rose) to the extent decreed. و زمین را به [جوشیدن] چشمه هایی [پر آب] شکافتیم؛ پس آب آسمان و زمین برای کاری که مقدر شده بود به هم پیوستند،///و زمین را به [جوشیدن] چشمه هایی [پر آب] شکافتیم؛ پس آب آسمان و زمین برای کاری که مقدر شده بود به هم پیوستند،///و از زمین چشمه‌ها شکافتیم تا آب به آن مقدار که مقدر شده بود گرد آمد.///و زمین را به صورت چشمه‌هایى شکافتیم تا آب [زمین و آسمان‌] براى امرى که تقدیر شده بود به هم پیوست///و از زمین چشمه‌ها جوشانیدیم تا آب [زمین و آسمان‌] براى امرى که مقدر شده بود به هم پیوستند.///و از زمین چشمه‌هایى جوشاندیم، پس آب [زمین و آسمان] بر اساس امرى که مقدر شده بود، به هم پیوست.///و در زمین چشمه‌ها جاری ساختیم تا آب آسمان و زمین با هم به طوفانی که مقدر حتمی بود اجتماع یافت.///و از زمین چشمه‌هایی بر شکافتیم، سپس آب [بسیار] برای کاری که مقدر بود، به هم بر آمد///و زمین را شکافتیم و چشمه‌های زیادی بیرون فرستادیم؛ و این دو آب به اندازه مقدر با هم درآمیختند (و دریای وحشتناکی شد)!///و بشکافتیم زمین را چشمه‌هائی پس به هم پیوستند آبها بر کاری مقدرشده‌///و زمین را با انفجاری سراسری تبدیل به چشمه‌هایی کردیم. پس آب (فراگیر) بر کاری که به‌راستی مقدر شده بود در رسید. quran_en_fa But We bore him on an (Ark) made of broad planks and caulked with palm-fibre: و او را بر کشتی که دارای تخته‌ها و میخ‌ها بود سوار کردیم،///و او را بر کشتی که دارای تخته‌ها و میخ‌ها بود سوار کردیم،///و او را بر آن کشتى که تخته‌ها و میخها داشت سوار کردیم.///و او را بر [کشتى ساخته شده‌] از تخته‌ها و میخ‌ها حمل کردیم///و او را بر [کشتى‌] تخته‌دار و میخ‌آجین سوار کردیم.///و نوح را بر آن [کشتى] داراى تخته‌ها و میخ‌ها سوار کردیم.///و نوح را در کشتی محکم اساس برنشاندیم.///و او [نوح‌] را بر [کشتی‌] ساخته و پرداخته از تخته‌ها و میخها سوار کردیم‌///و او را بر مرکبی از الواح و میخهایی ساخته شده سوار کردیم؛///و سوارش کردیم بر دارنده تخته‌ها و میخهائی‌///و او را بر (کشتی) دارای الوارهای میخ‌آجین سوار کردیم. quran_en_fa She floats under our eyes (and care): a recompense to one who had been rejected (with scorn)! که زیر نظر ما روان بود. [و این] پاداشی بود برای کسی که مورد تکذیب قرار گرفته بود.///که زیر نظر ما روان بود. [و این] پاداشی بود برای کسی که مورد تکذیب قرار گرفته بود.///زیر نظر ما روان شد. این بود جزاى کسانى که کفر ورزیدند.///[کشتى‌] زیر نظر ما مى‌رفت، [این‌] پاداش کسى بود که مورد انکار واقع شده بود/// [کشتى‌] زیر نظر ما روان بود. [این‌] پاداش کسى بود که مورد انکار واقع شده بود.///کشتى زیر نظر ما به حرکت درآمد. [این،] پاداش پیامبرى بود که به او کفر ورزیدند.///که آن کشتی با نظر و حفظ و عنایت ما روان می‌گشت (و چنین کردیم) تا به نوح که مورد کفر و انکار قوم قرار گرفت پاداش دهیم.///که زیر نظر ما روان بود، این پاداش کسی بود که به او ناسپاسی کرده بودند///مرکبی که زیر نظر ما حرکت می‌کرد! این کیفری بود برای کسانی که (به او) کافر شده بودند!///روان می‌شد پیش چشم ما پاداشی برای آنکه کفران شد///حال آنکه (کشتی) زیر نظرهای (علم و توان و حکمت) ما روان است. (این) پاداش کسی بود که مورد انکار واقع شده بود. quran_en_fa And We have left this as a Sign (for all time): then is there any that will receive admonition? و بی تردید آن سرگذشت را [برای آیندگان] مایه پند و عبرت باقی گذاشتیم، پس آیا پند گیرنده‌ای هست؟///و بی تردید آن سرگذشت را [برای آیندگان] مایه پند و عبرت باقی گذاشتیم، پس آیا پند گیرنده‌ای هست؟///و هر آینه آن کشتى را نشانه‌اى ساختیم. آیا هیچ پندگیرنده‌اى هست؟///و به راستى آن [سفینه‌] را بر جاى نهادیم تا عبرتى باشد، پس آیا پند گیرنده‌اى هست///و به راستى آن [سفینه‌] را بر جاى نهادیم [تا] عبرتى [باشد]؛ پس آیا پندگیرنده‌اى هست؟///و همانا ما آن [کشتى] را به عنوان نشانه‌ای باقى گذاشتیم، پس آیا پندگیرنده‌اى هست؟///و آن کشتی را محفوظ داشتیم تا آیت عبرت خلق شود، آیا کسی هست که از آن پند گیرد؟///و به راستی آن را به عنوان مایه عبرت باقی گذاردیم، پس آیا پندپذیری هست؟///ما این ماجرا را بعنوان نشانه‌ای در میان امتها باقی گذاردیم؛ آیا کسی هست که پند گیرد؟!///و همانا گذاردیم آن را آیتی پس آیا هست یادآورنده‌///و به‌راستی آن (سفینه) را بی‌چون (بر جایی) نهادیم (تا) عبرتی مستمر (باشد)؛ پس آیا هیچ پندگیرنده‌ای هست‌؟ quran_en_fa But how (terrible) was My Penalty and My Warning? پس عذاب و هشدارهایم چگونه بود؟///پس عذاب و هشدارهایم چگونه بود؟///پس عذاب و بیم‌دادنهاى من چگونه بود؟///پس چگونه بود عذاب من و هشدارهاى من///پس چگونه بود عذاب من و هشدارها [ى من‌]؟///پس عذاب و هشدار من چگونه بود؟///پس (ای بدکاران عالم بنگرید که) سختی عذاب و تنبیه من چگونه بود!///بنگر تا عذاب و هشدار من چگونه بود///(اکنون بنگرید) عذاب و انذارهای من چگونه بود!///پس چگونه بود عذابم و ترسانیدنم‌///پس چگونه بود عذابم و هشداردهندگان (از سوی) من‌؟ quran_en_fa And We have indeed made the Qur'an easy to understand and remember: then is there any that will receive admonition? و یقینا ما قرآن را برای پند گرفتن آسان کردیم، پس آیا پند گیرنده‌ای هست؟///و یقینا ما قرآن را برای پند گرفتن آسان کردیم، پس آیا پند گیرنده‌ای هست؟///و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پندگیرنده‌اى هست؟///و قطعا قرآن را براى پند آموزى آسان کردیم، پس آیا پند گیرنده‌اى هست///و قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان کرده‌ایم؛ پس آیا پندگیرنده‌اى هست؟///و به راستی ما قرآن را براى یادآوری [و پندپذیرى]، آسان [و قابل فهم] کردیم، پس آیا پندپذیرى هست؟///و ما قرآن را برای وعظ و اندرز بر فهم آسان کردیم آیا کسی هست که از آن پند گیرد؟///و به راستی قرآن را قابل پند گیری گرداندیم، پس آیا پندپذیری هست؟///ما قرآن را برای تذکر آسان ساختیم؛ آیا کسی هست که متذکر شود؟!///و همانا آسان ساختیم قرآن را برای یادآوردن پس آیا هست یادآورنده‌///و قرآن را بی‌گمان برای هشداری آسان کردیم. پس آیا هیچ پندگیرنده‌ای هست‌؟ quran_en_fa The 'Ad (people) (too) rejected (Truth): then how terrible was My Penalty and My Warning? قوم عاد [پیامبرشان را] تکذیب کردند، پس عذاب و هشدارهایم چگونه بود؟///قوم عاد [پیامبرشان را] تکذیب کردند، پس عذاب و هشدارهایم چگونه بود؟///قوم عاد تکذیب کردند. پس عذاب و بیم‌دادنهاى من چگونه بود؟///عادیان [هود را] تکذیب کردند، پس چگونه بود عذاب من و هشدارهاى من///عادیان به تکذیب پرداختند. پس چگونه بود عذاب من و هشدارها [ى من‌]؟///قوم عاد [پیامبر خود را] تکذیب کردند، پس عذاب و هشدار من چگونه بود؟///قوم عاد نیز (پیغمبرشان هود را) تکذیب کردند، پس باز بنگرید که عذاب و تنبیه من چگونه سخت بود!///[قوم‌] عاد تکذیب کردند، بنگر تا عذاب و هشدار من چگونه بود///قوم عاد (نیز پیامبر خود را) تکذیب کردند؛ پس (ببینید) عذاب و انذارهای من چگونه بود!///تکذیب کردند عاد پس چگونه بود عذاب من و ترسانیدنم‌///عادیان به تکذیب پرداختند. پس چگونه بود عذابم و هشداردهندگان (از سوی) من‌؟ quran_en_fa For We sent against them a furious wind, on a Day of violent Disaster, ما بر آنان در روزی شوم که شومی اش استمرار داشت، تندبادی سخت و بسیار سرد [به عنوان عذاب] فرستادیم،///ما بر آنان در روزی شوم که شومی اش استمرار داشت، تندبادی سخت و بسیار سرد [به عنوان عذاب] فرستادیم،///ما بر آنها در روزى نحس و طولانى بادى سخت فرستادیم،///همانا ما بر [سر] آنها تندبادى سوزان در روزى پیوسته شوم فرستادیم///ما بر [سر] آنان در روز شومى، به طور مداوم، تندبادى توفنده فرستادیم،///ما بر آنان در روزی شوم و دنباله‌دار، تندبادى سخت و سرد فرستادیم.///ما بر هلاک آنها تند بادی در روز نحسی پایدار فرستادیم.///ما بر آنان بادی سخت سرد در روزی شوم دنباله‌دار فرو فرستادیم‌///ما تندباد وحشتناک و سردی را در یک روز شوم مستمر بر آنان فرستادیم …///همانا فرستادیم بر ایشان تندبادی در روزی شوم پیوسته‌///ما بی‌گمان بر (سر و سامان) شان در روز شومی، به طور مداوم، تند بادی سخت سرد توفنده فرو فرستادیم، quran_en_fa Plucking out men as if they were roots of palm-trees torn up (from the ground). که مردم را [از زمین] برمی کند [و بعد از آن عذاب،] گویی تنه‌های نخلی بودند که ریشه کن شده‌اند.///که مردم را [از زمین] برمی کند [و بعد از آن عذاب،] گویی تنه‌های نخلی بودند که ریشه کن شده‌اند.///که مردمان را از زمین، همانند ریشه‌هاى از جاى‌کنده نخل، برمى‌کند.///[که‌] مردم را از جا مى‌کند، گویى تنه‌هاى نخلى بودند که ریشه کن شده‌اند/// [که‌] مردم را از جا مى‌کند؛ گویى تنه‌هاى نخلى بودند که ریشه‌کن شده بودند.///[تندبادى که] مردم [تنومند عاد] را همچون تنه‌هاى درخت خرماى ریشه‌کن شده از جا برمى‌کند.///که آن باد مردم را از جا بر می‌کند چنانکه ساق درخت خرما از ریشه افکنند.///که مردمان را از جا می‌کند، گویی که ایشان خرمابنان ریشه‌کن شده‌اند///که مردم را همچون تنه‌های نخل ریشه‌کن شده از جا برمی‌کند!///برمی‌انداخت مردم را گوئیا آنانند بنهای نخلهای کنده‌شده‌///(که) مردم را از جای می‌کند؛ گویی تنه‌های نخلی بودند که ریشه کن شده‌اند. quran_en_fa Yea, how (terrible) was My Penalty and My Warning! پس عذاب و هشدارهایم چگونه بود؟///پس عذاب و هشدارهایم چگونه بود؟///عذاب و بیم‌دادنهاى من چگونه بود؟///پس [بنگر] چگونه بود عذاب من و هشدارهاى من///پس چگونه بود عذاب من و هشدارها [ى من‌]؟///پس عذاب و هشدار من چگونه بود؟///پس باز بنگرید که عذاب و تنبیه من چگونه سخت بود!///بنگر تا عذاب و هشدار من چگونه بود///پس (ببینید) عذاب و انذارهای من چگونه بود!///پس چگونه بود عذاب من و ترسانیدنم‌///پس چگونه بود عذاب من و هشداردهندگان (از سوی) من‌؟ quran_en_fa But We have indeed made the Qur'an easy to understand and remember: then is there any that will receive admonition? و یقینا ما قرآن را برای پند گرفتن آسان کردیم، پس آیا پند گیرنده‌ای هست؟///و یقینا ما قرآن را برای پند گرفتن آسان کردیم، پس آیا پند گیرنده‌ای هست؟///و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پندگیرنده‌اى هست؟///و قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان کردیم، پس آیا پند گیرنده‌اى هست///و قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان کرده‌ایم، پس آیا پندگیرنده‌اى هست؟///و به راستی ما قرآن را براى یادآوری [و پندپذیرى]، آسان کردیم، پس آیا پندپذیرى هست؟///و ما قرآن را برای وعظ و اندرز بر فهم آسان کردیم آیا کسی هست که از آن پند گیرد؟///و به راستی قرآن را قابل پندگیری گرداندیم، پس آیا پندپذیری هست؟///ما قرآن را برای تذکر آسان ساختیم؛ آیا کسی هست که متذکر شود!///و همانا هموار ساختیم قرآن را برای یادآوردن پس آیا هست یادآورنده‌///و ما قرآن را بی‌گمان برای پند‌گیری بس آسان کردیم‌؛ پس آیا هیچ پندگیرنده‌ای هست‌؟ quran_en_fa The Thamud (also) rejected (their) Warners. قوم ثمود بیم دهندگان را تکذیب کردند.///قوم ثمود بیم دهندگان را تکذیب کردند.///قوم ثمود بیم‌دهندگان را تکذیب کردند.///قوم ثمود بیم رسانان را تکذیب کردند///قوم ثمود هشداردهندگان را تکذیب کردند.///قوم ثمود، هشداردهندگان را تکذیب کردند.///قوم ثمود هم آیات حق را تکذیب کردند.///[قوم‌] ثمود هشداردهندگان را دروغ‌زن شمرد///طایفه ثمود (نیز) انذارهای الهی را تکذیب کردند،///دروغ پنداشتند ثمود ترسانندگان مرا///ثمودیان به‌وسیله‌ی هشداردهندگان (همانان را) تکذیب کردند. quran_en_fa For they said: "What! a man! a Solitary one from among ourselves! shall we follow such a one? Truly should we then be straying in mind, and mad! پس گفتند: آیا ما بشری از جنس خود را که [تک و] تنهاست [و جمعیت و نیرویی با خود ندارد] پیروی کنیم؟! در این صورت در گمراهی و دیوانگی خواهیم بود.///پس گفتند: آیا ما بشری از جنس خود را که [تک و] تنهاست [و جمعیت و نیرویی با خود ندارد] پیروی کنیم؟! در این صورت در گمراهی و دیوانگی خواهیم بود.///گفتند: اگر از انسانى همانند خود پیروى کنیم گمراه و دیوانه باشیم؛///پس گفتند: آیا بشرى یکه و تنها از خودمان را پیروى کنیم؟ در این صورت ما واقعا در گمراهى و جنون خواهیم بود///و گفتند: «آیا تنها بشرى از خودمان را پیروى کنیم؟ در این صورت، ما واقعا در گمراهى و جنون خواهیم بود.»///پس گفتند: «آیا از بشرى تنها که از [میان] ماست، پیروى کنیم؟ در این صورت ما در گمراهى و دیوانگى خواهیم بود.///و گفتند: آیا سزد که ما یک بشری از جنس خودمان را پیروی کنیم؟ در این صورت به گمراهی و جنون سخت در افتاده‌ایم.///و گفتند آیا از میان خود، از انسانی تک و تنها پیروی کنیم، در آن صورت دچار گمراهی و سردرگمی خواهیم بود///و گفتند: «آیا ما از بشری از جنس خود پیروی کنیم؟! اگر چنین کنیم در گمراهی و جنون خواهیم بود!///پس گفتند آیا بشری را از خویش که یکتن است پیروی کنیمش همانا مائیم آن هنگام در گمراهی و آتشهایی‌///پس گفتند: «آیا بشری از خودمان را (که) تنها (و بی‌‌یار و گواه است) پیروی کنیم‌؟ در این صورت، ما همواره در گمراهی و آتشباری هستیم.» quran_en_fa "Is it that the Message is sent to him, of all people amongst us? Nay, he is a liar, an insolent one!" آیا از میان ما فقط بر او وحی نازل شده است؟! [نه، چنین نیست] بلکه او بسیار دروغگو و پر افاده و متکبر است [که می‌خواهد بر ما بزرگی کند.]///آیا از میان ما فقط بر او وحی نازل شده است؟! [نه، چنین نیست] بلکه او بسیار دروغگو و پر افاده و متکبر است [که می‌خواهد بر ما بزرگی کند.]///آیا از میان همه ما کلام خدا به او القا شده است؟ نه، او دروغگویى خودخواه است.///آیا از میان همه‌ى ما وحى بر او القا شده است؟ [نه،] بلکه او دروغگویى خودخواه است/// «آیا از میان ما [وحى‌] بر او القا شده است؟ [نه،] بلکه او دروغگویى گستاخ است.»///آیا از میان ما، وحى تنها بر صالح نازل شده است؟ بلکه او دروغگو و خودخواه است.»///آیا بین ما افراد بشر تنها بر او وحی رسید؟! (چنین نیست) بلکه او مرد دروغگوی بی‌باک و خودپسندی است.///آیا از میان همه ما کتاب آسمانی بر او فرود آمده است، نه بلکه او دروغ‌زن خودپسند است‌///آیا از میان ما تنها بر او وحی نازل شده؟! نه، او آدم بسیار دروغگوی هوسبازی است!///آیا افکنده شد بر او ذکر از میان ما بلکه او است دروغ‌پردازی برتری‌جوی‌///«آیا از میان ما این یادواره (تنها) بر او القا شده است‌؟ (نه،) بلکه او بس دروغ‌پردازی بس خوشحال (و خودپسند) است.» quran_en_fa Ah! they will know on the morrow, which is the liar, the insolent one! در فردای نزدیک خواهند دانست که بسیار دروغگو و پرافاده و متکبر کیست؟///در فردای نزدیک خواهند دانست که بسیار دروغگو و پرافاده و متکبر کیست؟///فردا خواهند دانست که دروغگوى خودخواه کیست.///زودا که فردا بدانند دروغگوى خودخواه کیست///به زودى فردا بدانند دروغگوى گستاخ کیست.///«[آنان] در آینده خواهند دانست که دروغگو و خودخواه کیست.///این منکران به زودی فردای قیامت کاملا معلومشان شود که دروغگوی بی‌باک و خودپسند کیست.///زودا که فردا بدانند که دروغ‌زن خودپسند کیست‌///ولی فردا می‌فهمند چه کسی دروغگوی هوسباز است!///زود است بدانند فردا کیست دروغ‌پرداز برتری‌جوی‌///زودا خواهید دانست چه کسی بس دروغ‌پردازی، بس خوشحال است. quran_en_fa For We will send the she-camel by way of trial for them. So watch them, (O Salih), and possess thyself in patience! [به صالح گفتیم:] ما برای آزمایش آنان یقینا آن ماده شتر [درخواست شده] را خواهیم فرستاد؛ پس در انتظار سرانجام آنان باش و شکیبایی پیشه کن.///[به صالح گفتیم:] ما برای آزمایش آنان یقینا آن ماده شتر [درخواست شده] را خواهیم فرستاد؛ پس در انتظار سرانجام آنان باش و شکیبایی پیشه کن.///ما آن ماده‌شتر را براى آزمایششان مى‌فرستیم. پس مراقبشان باش و صبر کن.///[به صالح گفتیم:] همانا ما این ماده شتر را به امتحانشان مى‌فرستیم، پس مراقبشان باش و صبورى کن///ما براى آزمایش آنان [آن‌] ماده‌شتر را فرستادیم و [به صالح گفتیم:] «مراقب آنان باش و شکیبایى کن.///ما براى آزمایش آنان آن ماده شتر را می‌فرستیم. پس مراقب [پایان] کار آنان باش و شکیبایى پیشه کن.///ما (به صالح گفتیم که) برای امتحان آنها ناقه را (به درخواست آنها از سنگ) بیرون می‌فرستیم و تو مراقب حالشان باش و (بر آزارشان) صبر پیشه گیر.///ما فرستنده ماده شتر [معجزه‌آسا] برای آزمایش ایشانیم، پس منتظر ایشان باش و شکیبایی کن‌///ما «ناقه» را برای آزمایش آنها می‌فرستیم؛ در انتظار پایان کار آنان باش و صبر کن!///ما فرستنده‌ایم اشتر ماده را آزمایشی برای ایشان پس بنگر ایشان را و شکیبا شو///ما همواره برای آزمایش آتشینشان (آن) ماده شتر را فرستنده‌ایم‌. پس (به صالح گفتیم:) «منتظرشان باش و بسی شکیبایی کن.» quran_en_fa And tell them that the water is to be divided between them: Each one's right to drink being brought forward (by suitable turns). و آنان را خبر ده که آب آشامیدنی میان آنان و ماده شتر تقسیم شده است؛ هریک در زمان نوبت خود بر سر آب حاضر شوند.///و آنان را خبر ده که آب آشامیدنی میان آنان و ماده شتر تقسیم شده است؛ هریک در زمان نوبت خود بر سر آب حاضر شوند.///و به آنها بگوى که آب میانشان تقسیم شده. نوبت هر که باشد او به سر آب مى‌رود.///و به آنان خبر ده که آب، میانشان [و میان ناقه‌] تقسیم شده است، هر کدام در نوبت خود [بر سر آب‌] حاضر شود///و به آنان خبر ده که آب میانشان بخش شده‌است: هر کدام را آب به نوبت خواهد بود.»///و به آنان خبر ده که آب، میان آنان و شتر تقسیم شده است. هر کدام در زمان نوبت خود بر سر آب حاضر شوند.»///و به آنها خبر ده که نوشیدن آب چشمه بین آنها و ناقه تقسیم شده (که یک روز سهم ناقه و روزی برای آنهاست) و هر یک بر سهم خود حاضر آیند.///و به آنان خبر بده که آب در میان آنان تقسیم شده است، هر یک به حصه‌ای از آب حاضر باشند///و به آنها خبر ده که آب (قریه) باید در میانشان تقسیم شود، (یک روز سهم ناقه، و یک روز برای آنها) و هر یک در نوبت خود باید حاضر شوند!///و آگهیشان ده که آب بخش است میان ایشان هر آبشخوری است حاضر شده‌///«و به آنان (این) خبر مهم را بده که آب میانشان قسمت شده است: هرکدام را آشامیدنی (به نوبت آمده) و حاضر شده است.» quran_en_fa But they called to their companion, and he took a sword in hand, and hamstrung (her). پس آنان یارشان را [که برای پی کردن ناقه آماده کرده بودند] فرا خواندند و [او] دست به کار شد و [ماده شتر را] پی کرد.///پس آنان یارشان را [که برای پی کردن ناقه آماده کرده بودند] فرا خواندند و [او] دست به کار شد و [ماده شتر را] پی کرد.///یارشان را ندا دادند و او شمشیر برگرفت و آن را پى کرد.///پس رفیقشان را ندا دادند و او شمشیر کشید و [ناقه را] پى کرد///پس رفیقشان را صدا کردند و [او] شمشیر کشید و [شتر را] پى کرد.///پس آنان رفیقشان را [که براى پى­کردن ناقه گماشته بودند،] فراخواندند، پس دست به کار شد و شتر را از پاى درآورد.///آن قوم شقی صاحب و رئیس خود را خواندند تا مجهز شد و ناقه را پی کرد.///آنگاه رفیقشان را ندا دادند، سپس او دست درازی کرد و [شتر را] پی کرد///آنها یکی از یاران خود را صدا زدند، او به سراغ این کار آمد و (ناقه را) پی کرد!///پس خواندند یار خویش را پس بیامد پس پی کرد///پس (سرکرده‌ی) همگامشان را ندا در دادند. پس او شمشیر برگرفت و (شتر را) پی کرد و از پا درآورد. quran_en_fa Ah! how (terrible) was My Penalty and My Warning! پس عذاب و هشدارهایم چگونه بود؟///پس عذاب و هشدارهایم چگونه بود؟///عذاب و بیم‌دادنهاى من چگونه بود؟///پس [بنگر] چگونه بود عذاب من و هشدارهاى من///پس چگونه بود عذاب من و هشدارها [ى من‌]؟///پس عذاب و هشدار من چگونه بود؟///پس (باز بنگرید که) عذاب و تنبیه من چگونه سخت بود!///بنگر عذاب و هشدار من چگونه بود///پس (بنگرید) عذاب و انذارهای من چگونه بود!///پس چگونه بود عذاب من و ترسانندگان من‌///پس چگونه بود عذابم و هشداردهندگان (از سوی) من‌؟ quran_en_fa For We sent against them a single Mighty Blast, and they became like the dry stubble used by one who pens cattle. ما بر آنان یک فریاد مرگبار فرستادیم، پس همه آنان به صورت گیاه خشکی که در آغل چهارپایان جمع می‌کنند، درآمدند.///ما بر آنان یک فریاد مرگبار فرستادیم، پس همه آنان به صورت گیاه خشکی که در آغل چهارپایان جمع می‌کنند، درآمدند.///ما بر آنها یک آواز سهمناک فرستادیم. پس همانند آن علفهاى خشک آغل گوسفند شدند.///همانا ما بر سرشان یک صیحه [ى مرگبار] فرستادیم و همگى چون علف خشک، خرد و ریز شدند///ما بر [سر] شان یک فریاد [مرگبار] فرستادیم و چون گیاه خشکیده [کومه‌ها] ریزریز شدند.///ما فقط یک صیحه [و صاعقه‌اى مرگبار] را فروفرستادیم، پس آنان مانند گیاه خشک و خردشده‌اى گشتند که [دامداران] در آغل مى‌ریزند.///ما بر هلاک آنها یک صیحه (عذاب آسمانی) فرستادیم و همه مانند گیاه خشک و خرد شدند.///ما بر آنان بانگ مرگباری یگانه فرو فرستادیم، آنگاه مانند خار و خاشاکی شدند که از سایه‌بان‌ساز بازماند///ما فقط یک صیحه [= صاعقه عظیم‌] بر آنها فرستادیم و بدنبال آن همگی بصورت گیاه خشکی درآمدند که صاحب چهارپایان (در آغل) جمع‌آوری می‌کند!///همانا فرستادیم بر ایشان خروشی را تا شدند مانند برگ خشکیده کوخ سازنده‌///ما بر (سر و سامان) شان یک بانگ (مرگبار) فرو فرستادیم و چون گیاه خشکیده‌ (ی کومه‌ها) ریز ریز و آماده‌ (ی سوختن یا خوردن حیوانات) شدند. quran_en_fa And We have indeed made the Qur'an easy to understand and remember: then is there any that will receive admonition? و یقینا ما قرآن را برای پند گرفتن آسان کردیم، پس آیا پند گیرنده‌ای هست؟///و یقینا ما قرآن را برای پند گرفتن آسان کردیم، پس آیا پند گیرنده‌ای هست؟///و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پندگیرنده‌اى هست؟///و قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان کردیم، پس آیا پند گیرنده‌اى هست///و قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان کردیم؛ پس آیا پندگیرنده‌اى هست؟///و به راستی ما قرآن را براى یادآوری [و پندپذیرى]، آسان [و قابل فهم] کردیم، پس آیا پندپذیرى هست؟///و ما قرآن را برای وعظ و اندرز بر فهم آسان کردیم آیا کسی هست که از آن پند گیرد؟///و به راستی قرآن را قابل پندگیری گرداندیم، پس آیا پندپذیری هست؟///ما قرآن را برای یادآوری آسان ساختیم؛ آیا کسی هست که متذکر شود؟!///و همانا آسان ساختیم قرآن را برای یادآوردن پس آیا هست یادآورنده‌///و ما همواره قرآن را برای پند‌گیری (شان) آسان کردیم‌؛ پس آیا پند گیرنده‌ای هست‌؟ quran_en_fa The people of Lut rejected (his) warning. قوم لوط بیم دهندگان را تکذیب کردند.///قوم لوط بیم دهندگان را تکذیب کردند.///قوم لوط بیم‌دهندگان را تکذیب کردند.///قوم لوط بیم رسانان را تکذیب کردند///قوم لوط هشداردهندگان را تکذیب کردند.///قوم لوط [نیز] هشداردهندگان را تکذیب کردند.///قوم لوط نیز آیات و رسول حق را تکذیب کردند.///قوم لوط هشداردهندگان را دروغ‌زن شمردند///قوم لوط انذارها (ی پی‌درپی پیامبرشان) را تکذیب کردند؛///تکذیب کردند قوم لوط ترسانندگان را///قوم لوط با هشداردهندگان (همان‌ها و ما را) را تکذیب کردند. quran_en_fa We sent against them a violent Tornado with showers of stones, (which destroyed them), except Lut's household: them We delivered by early Dawn,- ما بر آنان توفانی سخت که با خود ریگ و سنگ می‌آورد فرستادیم [در نتیجه همه را هلاک کرد]، مگر خاندان لوط را که سحرگاهان نجاتشان دادیم.///ما بر آنان توفانی سخت که با خود ریگ و سنگ می‌آورد فرستادیم [در نتیجه همه را هلاک کرد]، مگر خاندان لوط را که سحرگاهان نجاتشان دادیم.///ما بر آنها بادى ریگ‌بار فرستادیم، مگر بر خاندان لوط که آنها را سحرگاه رهانیدیم.///همانا ما بر سر آنها طوفانى سنگبار فرو فرستادیم، بجز خاندان لوط که به وقت سحر نجاتشان دادیم///ما بر [سر] آنان سنگبارانى [انفجارى‌] فروفرستادیم [و] فقط خانواده لوط بودند که سحرگاهشان رهانیدیم.///ما نیز بر آنان بادى همراه با سنگ فرستادیم، و فقط خانواده‌ی لوط را سحرگاهان نجات دادیم.///ما هم جز خانواده لوط که به وقت سحر نجاتشان دادیم همه آنان را به سنگباران هلاک نابود کردیم.///ما بر آنان شن‌بادی فرو فرستادیم، مگر بر خاندان لوط که سحرگاهی نجاتشان دادیم‌///ما بر آنها تندبادی که ریگها را به حرکت درمی‌آورد فرستادیم (و همه را هلاک کردیم)، جز خاندان لوط را که سحرگاهان نجاتشان دادیم!///همانا فرستادیم بر ایشان سنگریزه جز خاندان لوط که رهائیشان دادیم به سحر///ما بر (سر و سامان) شان سنگبارانی انفجاری فرو فرستادیم (و) فقط خانواده‌ی لوط بودند که سحرگاهان نجاتشان دادیم. quran_en_fa As a Grace from Us: thus do We reward those who give thanks. [این] نعمت و رحمتی از سوی ما بود، این گونه کسی را که سپاس گزار است، پاداش می‌دهیم.///[این] نعمت و رحمتی از سوی ما بود، این گونه کسی را که سپاس گزار است، پاداش می‌دهیم.///نعمتى بود از جانب ما و آنان را که سپاس گویند چنین پاداش دهیم.///[و این‌] رحمتى از جانب ما بود. ما این گونه هر که را سپاس داشت پاداش مى‌دهیم/// [و این‌] رحمتى از جانب ما بود؛ هر که سپاس دارد، بدین‌سان [او را] پاداش مى‌دهیم.///[این نجات] نعمتى از سوی ما بود. ما این­گونه هر که را شکر کند، پاداش مى‌دهیم.///نجات اهل بیت لوط هم به نعمت و لطف ما بود، بلی ما چنین شکرگزاران را پاداش می‌دهیم.///که نعمتی از جانب ما بود، بدین‌سان کسی را که سپاس گزارده است، جزا دهیم‌///این نعمتی بود از ناحیه ما؛ این گونه هر کسی را که شکر کند پاداش می‌دهیم!///نعمتی از نزد ما بدینسان پاداش دهیم آن را که سپاسگزارد///حال آنکه نعمتی از جانب ما بود. هر که پاس و سپاس دارد، بدین‌سان (او را) پاداش می‌دهیم. quran_en_fa And (Lut) did warn them of Our Punishment, but they disputed about the Warning. به راستی لوط آنان را به مؤاخذه سخت ما بیم داده بود، ولی [آنان با وی] در بیمها و هشدارها [یش] سرسختانه مجادله و ستیزه کردند.///به راستی لوط آنان را به مؤاخذه سخت ما بیم داده بود، ولی [آنان با وی] در بیمها و هشدارها [یش] سرسختانه مجادله و ستیزه کردند.///از انتقام سخت ما ترسانیدشان ولى با بیم‌دهندگان به جدال برخاستند.///و همانا [لوط] آنها را از عذاب سخت ما بیم داده بود، ولى با آن هشدارها به ستیزه برخاستند///و [لوط] آنها را از عذاب ما سخت بیم داده بود، و [لى‌] در تهدیدها [ى ما] به جدال برخاستند.///[لوط،] مردم را از قهر ما هشدار داده بود، اما در هشدارها جدال و ستیزه کردند.///لوط آن قوم را از قهر و مؤاخذه ما ترسانید باز آنها در آیات ما شک و انکار کردند.///و به راستی [لوط] آنان را از سختگیری ما هشدار داده بود، ولی در برابر هشدار گردنکشی می‌کردند///او آنها را از مجازات ما بیم داد، ولی بر آنها اصرار بر مجادله و القای شک داشتند!///و هر آینه ترسانید ایشان را از خشم ما پس ستیزه کردند با بیم‌دهندگان‌///و (لوط) آنها را همواره از حمله‌ی ناگهانیمان سخت بیم داده بود. پس درباره‌ی تهدیدکنندگان تردید کرده‌، به جدال برخاستند. quran_en_fa And they even sought to snatch away his guests from him, but We blinded their eyes. (They heard:) "Now taste ye My Wrath and My Warning." و از میهمانانش [که در حقیقت فرشتگان ما بودند] کام جویی خواستند، در نتیجه دیدگانشان را محو و نابینا کردیم؛ پس [گفتیم: طعم] عذاب و هشدارهایم را بچشید.///و از میهمانانش [که در حقیقت فرشتگان ما بودند] کام جویی خواستند، در نتیجه دیدگانشان را محو و نابینا کردیم؛ پس [گفتیم: طعم] عذاب و هشدارهایم را بچشید.///از مهمان او کارى زشت خواستند. ما نیز چشمانشان را کور گردانیدیم. پس بچشید عذاب و بیم‌دادنهاى مرا.///و از مهمانان او کام زشت خواستند، پس چشمانشان را کور کردیم [و گفتیم:] اینک بچشید عذاب و هشدارهاى مرا///و از مهمان‌ [هاى‌] او کام دل خواستند، پس فروغ دیدگانشان را ستردیم و [گفتیم:] «[مزه‌] عذاب و هشدارهاى مرا بچشید.»///و مهمانانش را از او خواستند ولى ما چشمانشان را نابینا و محو کردیم. [و گفتیم:] «بچشید عذاب و هشدار مرا!»///و قوم از او مهمانانش را (که فرشتگانی زیبا بودند، بر سوء قصد) طلبیدند، ما هم چشم آنها را بی‌نور و نابینا کردیم (و گفتیم که) اینک عذاب قهر و انتقام مرا بچشید.///و به راستی از مهمانان او کام می‌خواستند، پس ایشان را نابینا ساختیم [و گفتیم‌] پس عذاب و هشدار مرا بچشید///آنها از لوط خواستند میهمانانش را در اختیارشان بگذارد؛ ولی ما چشمانشان را نابینا و محو کردیم (و گفتیم:) بچشید عذاب و انذارهای مرا!///و همانا کام خواستندش از میهمانانش پس پوشیدیم دیدگان ایشان را پس بچشید عذاب من و ترسانندگان مرا///و همواره از مهمان (های) او با حیله و مراوده بسی کام دل خواستند. پس فروغ دیدگانشان را ستردیم. پس عذاب مرا و هشداردهندگان مرا بچشید. quran_en_fa Early on the morrow an abiding Punishment seized them: به یقین در سپیده دم عذابی پیگیر و پایدار به آنان رسید.///به یقین در سپیده دم عذابی پیگیر و پایدار به آنان رسید.///هر آینه بامدادان عذابى پایدار به سر وقتشان آمد.///و همانا سپیده دم عذابى پایدار و ثابت بر سرشان آمد///و به راستى که سپیده‌دم عذابى پیگیر به سر وقت آنان آمد.///و صبحگاهان عذابى پایدار به سراغشان آمد.///و شبی به صبحگاه رسید که (مرگ آمد و) عذاب دایم (دوزخ) گریبانشان گرفت.///و به راستی بامدادی پگاه عذابی پایدار آنان را فرو گرفت‌///سرانجام صبحگاهان و در اول روز عذابی پایدار و ثابت به سراغشان آمد!///و همانا بامداد کرد بر ایشان بگاه عذابی جایگزین‌///و به‌راستی صبحگاهان بی‌امان عذابی ماندنی به سراغ آنان آمد. quran_en_fa "So taste ye My Wrath and My Warning." پس [گفتیم: طعم] عذاب و هشدارهایم را بچشید.///پس [گفتیم: طعم] عذاب و هشدارهایم را بچشید.///پس عذاب من و بیم‌دادنهاى مرا بچشید.///پس عذاب و هشدارهاى مرا بچشید///پس عذاب و هشدارهاى مرا بچشید.///«پس بچشید عذاب و هشدار مرا!»///(و گفتیم) اینک عذاب قهر و انتقام مرا بچشید.///[و گفتیم‌] پس عذاب و هشدار مرا بچشید///(و گفتیم:) پس بچشید عذاب و انذارهای مرا!///پس بچشید عذاب من و ترسانندگان مرا///عذاب و هشداردهندگان مرا بچشید. quran_en_fa And We have indeed made the Qur'an easy to understand and remember: then is there any that will receive admonition? و یقینا ما قرآن را برای پند گرفتن آسان کردیم، پس آیا پند گیرنده‌ای هست؟///و یقینا ما قرآن را برای پند گرفتن آسان کردیم، پس آیا پند گیرنده‌ای هست؟///و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پندگیرنده‌اى هست؟///و قطعا قرآن را براى پند آموزى آسان کردیم، پس آیا پند گیرنده‌اى هست///و قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان کردیم؛ پس آیا پندگیرنده‌اى هست؟///و به راستی ما قرآن را براى یادآوری [و پندپذیرى]، آسان کردیم، پس آیا پندپذیرى هست؟///و ما قرآن را برای وعظ و اندرز بر فهم آسان کردیم آیا کسی هست که از آن پند گیرد؟///و به راستی قرآن را قابل پندگیری گرداندیم، پس آیا پندپذیری هست؟///ما قرآن را برای یادآوری آسان ساختیم؛ آیا کسی هست که متذکر شود؟!///و همانا آماده ساختیم قرآن را برای یادآوردن پس آیا هست یادآورنده‌///و بی‌گمان قرآن را برای هشدار آسان کردیم‌؛ پس آیا هیچ هشدارگیرنده‌ای هست‌؟ quran_en_fa To the People of Pharaoh, too, aforetime, came Warners (from Allah). و همانا برای فرعونیان بیم دهندگان آمدند.///و همانا برای فرعونیان بیم دهندگان آمدند.///بیم‌دهندگان نزد خاندان فرعون آمدند.///و همانا بیم رسانان به جانب فرعونیان آمدند///و در حقیقت هشداردهندگان به جانب فرعونیان آمدند.///و همانا هشداردهندگان به سراغ فرعونیان آمدند.///و بر ارشاد فرعونیان هم رسول و آیات الهی آمد.///و به راستی هشداردهندگان به سراغ خاندان فرعون آمدند///و (همچنین) انذارها و هشدارها (یکی پس از دیگری) به سراغ آل فرعون آمد،///و همانا بیامدند خاندان فرعون را ترسانندگان‌///و به‌درستی هشداردهندگان سوی فرعونیان آمدند. quran_en_fa The (people) rejected all Our Signs; but We seized them with such Penalty (as comes) from One Exalted in Power, able to carry out His Will. [آنان] همه معجزات و آیات ما را تکذیب کردند؛ در نتیجه آنان را [به عذابی سخت] گرفتیم، گرفتن توانایی شکست ناپذیر و نیرومند.///[آنان] همه معجزات و آیات ما را تکذیب کردند؛ در نتیجه آنان را [به عذابی سخت] گرفتیم، گرفتن توانایی شکست ناپذیر و نیرومند.///همه آیات ما را تکذیب کردند. ما نیز آنها را فرو گرفتیم چون فروگرفتن پیروزمندى مقتدر.///[اما آنها] همه معجزات ما را تکذیب کردند، پس آنها را همچون گرفتن پیروزمندى مقتدر بگرفتیم/// [اما آنها] همه معجزات ما را تکذیب کردند، تا چون زبردستى زورمند [گریبان‌] آنان را گرفتیم.///[اما آنان] همه‌ى معجزات ما را تکذیب کردند، پس ما آنان را [به قهر] گرفتیم، چون گرفتن زورمندی شکست‌ناپذیر.///آنها همه آیات ما را تکذیب کردند، ما هم به قهر و اقتدار خود از آنها سخت مؤاخذه کردیم.///آنان همه معجزات ما را دروغ شمردند، آنگاه آنان را چنان فرو گرفتیم که پیروزمند توانمند گیرد///اما آنها همه آیات ما را تکذیب کردند، و ما آنها را گرفتیم و مجازات کردیم، گرفتن شخصی قدرتمند و توانا!///پس تکذیب کردند به آیتهای ما همگی آنها پس گرفتیمشان گرفتن مهتری نیرومند///(اما آنها) با همه‌ی نشانه‌های ما (همان‌ها و ما را) تکذیب کردند. پس ما با عزت و اقتدار (گریبان) آنان را فرو گرفتیم. quran_en_fa Are your Unbelievers, (O Quraish), better than they? Or have ye an immunity in the Sacred Books? آیا کافران [شهر] شما از اقوامی که برشمردیم، بهتر و برترند [تا به سبب بهتری و برتری مصون از عذاب باشند؟] یا برای شما در کتاب‌های آسمانی امان نامه‌ای هست [که هر جرمی را مرتکب شوید عذابی نخواهید داشت؟!]///آیا کافران [شهر] شما از اقوامی که برشمردیم، بهتر و برترند [تا به سبب بهتری و برتری مصون از عذاب باشند؟] یا برای شما در کتاب‌های آسمانی امان نامه‌ای هست [که هر جرمی را مرتکب شوید عذابی نخواهید داشت؟!]///آیا کافران شما از ایشان نیرومندترند یا در کتابها آمده است که در امان هستید؟///آیا کافران شما [اهل مکه‌] از آنها [که برشمردیم‌] برترند، یا شما را در نوشته‌ها [ى آسمانى‌] امان نامه‌اى است///آیا کافران شما، از اینان [که برشمردیم‌] برترند، یا شما را در نوشته‌ها [ى آسمانى‌] خط امانى است؟///آیا کافران شما [مردم مکه] از آنان بهترند؟ یا براى شما امان‌نامه‌اى در کتاب‌هاى آسمانى است؟///آیا کفار شما (مکیان) بهتر (و قوی‌تر) از آن امم گذشته‌اند یا شما را برائت و امانی در کتب (آسمانی از عذاب خدا) هست؟///آیا کافران شما از همه اینان بهترند، یا برای شما امان نامه‌ای است در کتابهای آسمانی؟///آیا کفار شما بهتر از آنانند یا برای شما امان‌نامه‌ای در کتب آسمانی نازل شده است؟!///آیا کافران شما بهترند از اینان یا شما را است بیزاری در کتب‌///آیا کافرانتان، از اینان (که برشمردیم) برترند، یا شما را در نوشته‌ها (ی وحیانی‌‌تان) خط امانی (از تکلیف و عذاب) است‌؟ quran_en_fa Or do they say: "We acting together can defend ourselves"? یا [آنکه] می‌گویند: ما گروهی متحد و پشتیبان یکدیگریم [که هرکس بخواهد آسیبی به ما رساند، با قدرت هرچه تمام‌تر از او انتقام می‌گیریم؟]///یا [آنکه] می‌گویند: ما گروهی متحد و پشتیبان یکدیگریم [که هرکس بخواهد آسیبی به ما رساند، با قدرت هرچه تمام‌تر از او انتقام می‌گیریم؟]///یا مى‌گویند که ما همگى به انتقام برمى‌خیزیم؟///یا مى‌گویند: ما جماعتى هستیم همیار و انتقامگیر///یا مى‌گویند: «ما همگى انتقام‌گیرنده [و یار و یاور همدیگر] یم!»///یا مى‌گویند: «ما همگى متحد و پشتیبان یکدیگریم. [و هیچ قدرتى ما را شکست نخواهد داد.]»///بلکه می‌گویند: ما با هم مجتمع و بسیاریم و پیروزیم.///یا می‌گویند ما هم‌پشتیم [و] کین‌ستان‌///یا می‌گویند: «ما جماعتی متحد و نیرومند و پیروزیم»؟!///یا گویند مائیم همگی یاری‌شدگان‌///یا می‌گویند: «ما با یکدیگر پیوند و جمع‌ایم (که) از هم کمک یافته (و در نتیجه) چیره‌ایم!» quran_en_fa Soon will their multitude be put to flight, and they will show their backs. به زودی [این] گروه [متحد در جنگی که خود بر ضد مؤمنان تدارک می‌بینند] شکست می‌خورند و پشت کنان می‌گریزند.///به زودی [این] گروه [متحد در جنگی که خود بر ضد مؤمنان تدارک می‌بینند] شکست می‌خورند و پشت کنان می‌گریزند.///زودا که آن جمع منهزم شود و پشت کرده بازگردند.///زودا که این جمع درهم شکسته شود و پشت کرده بگریزند///زودا که این جمع در هم شکسته شود و پشت کنند.///به زودى، [این] گروه در هم شکسته خواهد شد و همه پشت‌کنان خواهند گریخت.///به زودی آن جماعت (در جنگ بدر) شکست خورده و به جنگ پشت کنند.///زودا که آن جمع ورشکسته شود و همه پشت کنند///(ولی بدانند) که بزودی جمعشان شکست می‌خورد و پا به فرارمی‌گذارند!///زود است شکست خورند گروه و بازگردانند پشتها را///زودا که این جمع در هم شکسته شوند و پشت کنند. quran_en_fa Nay, the Hour (of Judgment) is the time promised them (for their full recompense): And that Hour will be most grievous and most bitter. بلکه وعده گاهشان قیامت است، و قیامت هولناک‌تر و تلخ‌تر است.///بلکه وعده گاهشان قیامت است، و قیامت هولناک‌تر و تلخ‌تر است.///بلکه وعده‌گاه آنها قیامت است و قیامت بلاخیزتر و تلختر است.///بلکه موعدشان قیامت است، و [مجازات‌] قیامت هولناک‌تر و تلخ‌تر است///بلکه موعدشان قیامت است و قیامت [بسى‌] سخت‌تر و تلخ‌تر است.///آرى، قیامت وعده‌گاه آنان است و آن روز، سخت‌تر و تلخ‌تر است.///بلکه ساعت قیامت وعده‌گاه آنهاست و آن روزی بسیار سخت‌تر و ناگوارتر (از روز بدر) است.///آری قیامت موعد [اصلی‌] ایشان است و قیامت سهمگین‌تر و تلخ‌تر است‌///(علاوه بر این) رستاخیز موعد آنهاست، و مجازات قیامت هولناکتر و تلختر است!///بلکه ساعت است وعده‌گاه ایشان و ساعت است هراسناک‌تر و تلخ‌تر///بلکه موعدشان‌، ساعت [: قیامت] است و ساعت‌، هراسناک‌تر و تلخ‌تر است. quran_en_fa Truly those in sin are the ones straying in mind, and mad. بی تردید گنهکاران در گمراهی و انحراف و در آتش افروخته‌اند.///بی تردید گنهکاران در گمراهی و انحراف و در آتش افروخته‌اند.///مجرمان در گمراهى و جنونند.///قطعا بزهکاران در گمراهى و شعله‌هاى آتشند///قطعا بزهکاران در گمراهى و جنونند.///که گناهکاران در گمراهى و [آتش و] جنونند.///البته بدکاران عالم (در دنیا) به گمراهی و (در آخرت) در آتش سوزان دوزخند.///آری که گناهکاران در گمراهی و سردرگمی‌اند///مجرمان در گمراهی و شعله‌های آتشند،///همانا گنهکارانند در گمراهی و آتشهای سوزان‌///مجرمان بی‌گمان در گمراهی و آتش زبانه‌دارند. quran_en_fa The Day they will be dragged through the Fire on their faces, (they will hear:) "Taste ye the touch of Hell!" روزی که با صورت در آتش کشیده می‌شوند [و به آنان می‌گویند:] سوزندگی و عذاب دردناک دوزخ را بچشید.///روزی که با صورت در آتش کشیده می‌شوند [و به آنان می‌گویند:] سوزندگی و عذاب دردناک دوزخ را بچشید.///روزى که آنها را، به صورت، در جهنم کشند که: بچشید عذاب سقر را.///روزى که در آتش بر صورت‌هایشان کشانده شوند، [و گفته شود:] درد لمس کردن لهیب آتش را بچشید///روزى که در آتش به رو کشیده مى‌شوند [و به آنان گفته مى‌شود:] «لهیب آتش را بچشید [و احساس کنید].»///روزى که به رو در آتش کشیده می‌شوند [و به آنان گفته می‌شود:] «سوزندگى و عذاب دردناک دوزخ را بچشید!»///روزی که آنها را به رو در آتش دوزخ کشند (و گویند) اینک الم جهنم را بچشید!///روزی که بر چهره‌هایشان در آتش کشیده شوند [و گویندشان‌] آسیب دوزخ را بچشید///در آن روز که در آتش دوزخ به صورتشان کشیده می‌شوند (و به آنها گفته می‌شود:) بچشید آتش دوزخ را!///روزی که کشیده شوند در آتش بر رویهای خویش بچشید سودن دوزخ‌///روزی که در آتش به رو کشیده می‌شوند (و به آنان گفته شود:) «لهیب آتش‌سوزان (کبود کننده‌ی چهره و هلاکت‌بار) را بچشید و احساسش کنید.» quran_en_fa Verily, all things have We created in proportion and measure. ما هر چیزی را به اندازه آفریدیم.///ما هر چیزی را به اندازه آفریدیم.///ما هر چیز را به اندازه آفریده‌ایم.///همانا ما هر چیزى را به اندازه آفریده‌ایم///ماییم که هر چیزى را به اندازه آفریده‌ایم.///ما هر چیز را به اندازه آفریده‌ایم.///ما هر چه آفریدیم به اندازه آفریدیم.///ما هر چیز را به اندازه آفریده‌ایم‌///البته ما هر چیز را به اندازه آفریدیم!///همانا ما همه چیز را آفریدیم به اندازه‌ای‌///به‌راستی ما هر چیزی را به اندازه‌ای (حکیمانه و آگاهانه) آفریده‌ایم. quran_en_fa And Our Command is but a single (Act),- like the twinkling of an eye. و فرمان ما جز فرمان واحدی نیست که مانند یک چشم بر هم زدن است.///و فرمان ما جز فرمان واحدی نیست که مانند یک چشم بر هم زدن است.///فرمان ما تنها یک فرمان است، آن هم چشم بر هم زدنى است.///و فرمان ما جز یک فرمان نیست، چون چشم بر هم زدنى///و فرمان ما جز یک بار نیست [آن هم‌] چون چشم به هم زدنى.///و فرمان ما تنها یک بار است، مانند یک چشم بر هم زدن.///و فرمان ما (در همه عالم) یکی است (و هیچ تبدیل‌پذیر نیست چه در امر ایجاد و چه در کار معاد، و در سرعت) به مانند چشم به هم زدنی انجام یابد.///و فرمان ما جز [فرمانی‌] یگانه نیست، مانند چشم برهم‌زدنی‌///و فرمان ما یک امر بیش نیست، همچون یک چشم بر هم زدن!///و نیست کار ما جز یکی مانند دیدنی به چشم (بهم زدن چشم)///و فرمان ما جز یک (اراده) نیست‌، (آن هم) چون چشم بر هم زدنی (یا کمتر). quran_en_fa And (oft) in the past, have We destroyed gangs like unto you: then is there any that will receive admonition? بی تردید ما هم مسلکان شما را [که در گذشته به سر می‌بردند، به خاطر طغیانشان] هلاک کردیم؛ پس آیا پند گیرنده‌ای هست؟///بی تردید ما هم مسلکان شما را [که در گذشته به سر می‌بردند، به خاطر طغیانشان] هلاک کردیم؛ پس آیا پند گیرنده‌ای هست؟///کسانى را که همانند شما بودند، هلاک کردیم. آیا پندگیرنده‌اى هست؟///و همفکران شما را سخت به هلاکت رساندیم، پس آیا پند گیرنده‌اى هست///و هم مسلکان شما را سخت به هلاکت رساندیم؛ پس آیا پندگیرنده‌اى هست؟///و بی‌تردید ما کسانى را [از پیشینیان] که مانند شما [کافر] بودند، نابود کردیم. پس آیا پندپذیرى هست؟///و ما بسیاری از پیشینیان امثال شما را هلاک کردیم آیا کسی هست که از آن پند و عبرت گیرد؟///و به راستی همانندانتان را نابود کردیم، پس آیا پندپذیری هست؟///ما کسانی را که در گذشته شبیه شما بودند هلاک کردیم؛ آیا کسی هست که پند گیرد؟!///و هر آینه نابود ساختیم پیروان شما را پس آیا هست یادآورنده‌ای‌///و همواره (هم‌مسلکان و) همراهان‌تان را سخت به هلاکت رساندیم. پس آیا هشدارگیرنده‌ای هست‌؟ quran_en_fa All that they do is noted in (their) Books (of Deeds): و هر عملی را که انجام دادند در نامه‌های اعمالشان ثبت است.///و هر عملی را که انجام دادند در نامه‌های اعمالشان ثبت است.///هر کارى که کرده‌اند در دفترهاست.///و هر چه کرده‌اند در نامه‌ها [ى اعمال‌] ثبت است///و هر چه کرده‌اند در کتابها [ى اعمالشان درج‌] است.///و هر کارى که کرده‌اند، در نامه‌ها [ثبت] است.///و هر عملی که کردند در کتب‌نامه عملشان ثبت است.///و هر چیزی که انجام داده‌اند در نامه‌های اعمال هست‌///و هر کاری را انجام دادند در نامه‌های اعمالشان ثبت است،///و هر چیزی که کردند در کتابها است‌///و هر چه کردند در کتاب‌ها (ی اعمالشان و کتاب علم خدا) درج است. quran_en_fa Every matter, small and great, is on record. و هر کوچک و بزرگی [از اعمالشان در آن] نوشته شده است.///و هر کوچک و بزرگی [از اعمالشان در آن] نوشته شده است.///هر کار بزرگ و کوچکى مکتوب است.///و هر خرد و کلانى [از اعمال‌] به قلم رفته است///و هر خرد و بزرگى [در آن‌] نوشته شده.///و هرکوچک و بزرگى نوشته شده است.///و هر امر کوچک و بزرگ (در آنجا) نگاشته است.///و هر خرد و بزرگی نوشته شده است‌///و هر کار کوچک و بزرگی نوشته شده است.///و هر کوچکی و بزرگی است نوشته‌///و هر خرد و بزرگی (در آن) به خوبی نوشته شده است. quran_en_fa As to the Righteous, they will be in the midst of Gardens and Rivers, یقینا پرهیزکاران در بهشت‌ها و [کنار] نهرها هستند؛///یقینا پرهیزکاران در بهشت‌ها و [کنار] نهرها هستند؛///پرهیزگاران در باغها و کنار جویبارانند.///محققا پارسایان در باغ‌ها و [کنار] نهرهایند///در حقیقت، مردم پرهیزگار در میان باغها و نهرها،///به راستی پرهیزکاران در باغ‌ها [ی بهشتی] و [کنار] جویبارها هستند،///محققا اهل تقوا در باغها و کنار نهرها (ی بهشت ابد) منزل گزینند.///بی‌گمان پرهیزگاران در باغها و [جوار] جویبارها هستند///یقینا پرهیزگاران در باغها و نهرهای بهشتی جای دارند،///همانا پرهیزکارانند در باغها و چشمه‌هائی‌///همواره پرهیزگاران در میان باغ‌ها و نهرها، quran_en_fa In an Assembly of Truth, in the Presence of a Sovereign Omnipotent. در جایگاهی حق و پسندیده نزد پادشاهی توانا.///در جایگاهی حق و پسندیده نزد پادشاهی توانا.///در جایگاهى پسندیده، نزد فرمانروایى توانا.///در جایگاه صدق، نزد پادشاهى با اقتدار///در قرارگاه صدق، نزد پادشاهى توانایند.///درجایگاهى راستین، نزد فرمانروایى مقتدر.///در منزلگاه صدق و حقیقت نزد خداوند عزت و سلطنت جاودانی متنعمند.///در مقام و منزلتی راستین، نزد فرمانروای توانا///در جایگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر!///در نشیمنی راست نزد پادشاهی نیرومند///در نشست‌گاهی راستین نزد شاهنشاهی توانمندند. quran_en_fa (Allah) Most Gracious! [خدای] رحمان///[خدای] رحمان///خداى رحمان،///[خداوند] رحمان/// [خداى‌] رحمان،///[خداوند] رحمان،///خدای بخشنده،///خداوند رحمان‌///خداوند رحمان،///خدای مهربان‌///(خدای) رحمتگر بر آفریدگان quran_en_fa It is He Who has taught the Qur'an. قرآن را تعلیم داد.///قرآن را تعلیم داد.///قرآن را تعلیم داد.///قرآن را تعلیم داد///قرآن را یاد داد.///قرآن را یاد داد،///(به رسولش) قرآن آموخت.///قرآن را آموزش داد///قرآن را تعلیم فرمود،///بیاموخت قرآن‌///قرآن را تعلیم داد (و) quran_en_fa He has created man: انسان را آفرید؛///انسان را آفرید؛///انسان را بیافرید.///انسان را آفرید///انسان را آفرید،///انسان را آفرید،///انسان را خلق کرد.///انسان را آفرید///انسان را آفرید،///بیافرید انسان‌///انسان را آفرید (و) quran_en_fa He has taught him speech (and intelligence). به او بیان آموخت؛///به او بیان آموخت؛///به او گفتن آموخت.///او را گفتن آموخت///به او بیان آموخت.///به او بیان آموخت.///به او تعلیم نطق و بیان فرمود.///به او زبان آموخت‌///و به او «بیان» را آموخت.///بیاموختش بیان‌///به او بیان آموخت. quran_en_fa The sun and the moon follow courses (exactly) computed; خورشید و ماه با حسابی [منظم و دقیق] روانند؛///خورشید و ماه با حسابی [منظم و دقیق] روانند؛///آفتاب و ماه به حسابى مقرر در حرکتند.///خورشید و ماه بر حسابى [مقرر] در کارند///خورشید و ماه بر حسابى [روان‌] اند.///خورشید و ماه، با حسابى [دقیق‌] روانند.///خورشید و ماه به حساب معین به گردشند.///خورشید و ماه، حسابی [معین‌] دارند///خورشید و ماه با حساب منظمی می‌گردند،///مهر و ماه به شمارند///خورشید و ماه (سخت) زیر پوشش مراقبت و حسابند. quran_en_fa And the herbs and the trees - both (alike) prostrate in adoration. و گیاه و درخت همواره [برای او] سجده می‌کنند؛///و گیاه و درخت همواره [برای او] سجده می‌کنند؛///و گیاه و درخت سجده‌اش مى‌کنند.///و گیاه و درخت [سر به فرمانند و] سجده مى‌آورند///و بوته و درخت چهره‌سایانند.///و گیاه و درخت [براى او] سجده مى‌کنند.///و گیاهان و درختان هم به سجده او سر به خاک اطاعت نهاده‌اند.///و گیاه و درخت سجده می‌کنند///و گیاه و درخت برای او سجده می‌کنند!///و ستاره و درخت سجده‌کنانند///و ستاره و بوته و درخت سجده‌کنانند. quran_en_fa And the Firmament has He raised high, and He has set up the Balance (of Justice), و آسمان را برافراشت و [برای سنجش هر امر معنوی و مادی] ترازو نهاد؛///و آسمان را برافراشت و [برای سنجش هر امر معنوی و مادی] ترازو نهاد؛///آسمان را برافراخت و ترازو را برنهاد.///و آسمان را برافراشت و [در آن‌] میزان نهاد///و آسمان را برافراشت و ترازو را گذاشت،///و [خداوند] آسمان را برافراشت و [براى سنجش هر امرى] ترازو نهاد،///و آسمان را او کاخی رفیع گردانید و میزان (عدل و نظم) را در عالم وضع فرمود.///و آسمان را برافراشت و معیار و میزان مقرر داشت‌///و آسمان را برافراشت، و میزان و قانون (در آن) گذاشت،///و آسمان را برافراشت و بنهاد ترازو را///و آسمان را برافراشت و میزان (تکوین و تشریع و تکالیف) را فروگذاشت. quran_en_fa In order that ye may not transgress (due) balance. تا در [سنجیدن با] ترازو طغیان روا مدارید [و از مرز عدالت و انصاف مگذرید.]///تا در [سنجیدن با] ترازو طغیان روا مدارید [و از مرز عدالت و انصاف مگذرید.]///تا در ترازو تجاوز مکنید.///تا در وزن کردن خلاف نکنید///تا مبادا از اندازه درگذرید.///تا در سنجش و میزان از اندازه نگذرید،///(و حکم کرد) که هرگز در میزان (عدل و احکام شرع من) تعدی و نافرمانی مکنید.///از بهر آنکه در ترازو از حد تجاوز مکنید///تا در میزان طغیان نکنید (و از مسیر عدالت منحرف نشوید)،///که سرکشی نکنید در سنجش‌///که مبادا در این میزان طغیان کنید. quran_en_fa So establish weight with justice and fall not short in the balance. و ترازو را به عدالت برپا دارید و از ترازو مکاهید؛///و ترازو را به عدالت برپا دارید و از ترازو مکاهید؛///وزن‌کردن را به عدالت رعایت کنید و کم‌فروشى مکنید.///و ترازو را به انصاف برپا دارید و در سنجش مکاهید///و وزن را به انصاف برپا دارید و در سنجش مکاهید.///و وزن را به عدالت برپا دارید و در ترازو کم نگذارید.///و هر چیز را به ترازوی عدل و انصاف بسنجید و هیچ در میزان کم فروشی و نادرستی مکنید.///و وزن را دادگرانه به کار آورید و در ترازو کمی و کاستی میاورید///و وزن را بر اساس عدل برپا دارید و میزان را کم نگذارید!///و بپای دارید سنجش را به داد و نکاهید سنجش را///و وزن را به انصاف بر پا بدارید و سنجش را زیان نرسانید. quran_en_fa It is He Who has spread out the earth for (His) creatures: و زمین را برای [زندگی] مردم نهاد؛///و زمین را برای [زندگی] مردم نهاد؛///زمین را براى مردم قرار داد.///و زمین را براى آدمیان آفرید///و زمین را براى مردم نهاد.///و زمین را براى زمینیان قرار داد،///و زمین را (با هزاران نعمت) برای (زندگانی) خلق مقرر فرمود.///و زمین را برای جهانیان پدید آورد///زمین را برای خلایق آفرید،///و زمین را بنهادش برای جهانیان‌///و زمین را برای آدمیان و پریان نهاد. quran_en_fa Therein is fruit and date-palms, producing spathes (enclosing dates); در آن میوه‌ها و نخل‌ها با خوشه‌های غلاف دار است؛///در آن میوه‌ها و نخل‌ها با خوشه‌های غلاف دار است؛///در آن میوه‌هاست و نخلها، با خوشه‌هایى که در غلافند.///در آن میوه [ها] و نخل‌هایى با خوشه‌هاى غلاف دار است///در آن، میوه [ها] و نخلها با خوشه‌هاى غلاف دار،///که در آن [هرگونه] میوه‌اى است و خرما [با خوشه‌هایى] داراى پوشش،///که در آن میوه‌های گوناگون و نخل خرمای با پوشش برگ و شکوفه و غلاف است.///در آن [همه گونه‌] میوه و خرمای پوشش‌دار هست‌///که در آن میوه‌ها و نخلهای پرشکوفه است،///در آن است میوه و خرمابن دارنده شکوفه‌ها///که) در آن، میوه‌ها و نخل‌ها با خوشه‌های غلاف‌دار، quran_en_fa Also corn, with (its) leaves and stalk for fodder, and sweet-smelling plants. و دانه‌های با سبوس و کاه و گیاهان خوشبوست،///و دانه‌های با سبوس و کاه و گیاهان خوشبوست،///و دانه‌هایى که همراه با کاهند و نیز گیاهان خوشبو.///و دانه‌هاى سبوس دار [با برگ و کاه‌] و گیاهان خوشبو///و دانه‌هاى پوست‌دار و گیاهان خوشبوست.///و دانه‌ی پوست‌دار و گیاه خوش‌بو.///و هم حبوبات متنوع که دارای برگ و گل است و نیز ریاحین است.///و دانه برگ‌دار و گیاه خوشبو///و دانه‌هایی که همراه با ساقه و برگی است که بصورت کاه درمی‌آید، و گیاهان خوشبو!///و دانه دارنده برگ و روزی‌///و دانه‌های پوست‌دار و گیاه خوش‌بوی ریحانی است. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny? پس [ای انس و جن!] کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس [ای انس و جن!] کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس [اى جن و انس‌] کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس [اى انسان‌ها و ای جنیان!] کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می‌کنید (شما ای گروه جن و انس)؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa He created man from sounding clay like unto pottery, انسان را از گلی خشکیده مانند سفال آفرید.///انسان را از گلی خشکیده مانند سفال آفرید.///آدمى را از گل خشک‌شده‌اى چون سفال بیافرید.///انسان را از گل خشکیده‌اى سفال مانند آفرید///انسان را از گل خشکیده‌اى سفال مانند، آفرید.///انسان را از گل خشکیده‌اى همچون سفال آفرید،///انسان را خدا از خشک گلی مانند گل کوزه گران (بدین حسن و زیبایی) آفرید.///انسان را از گل خشک همچون سفال، آفرید///انسان را از گل خشکیده‌ای همچون سفال آفرید،///آفرید انسان را از گل خشکی مانند سفال پخته‌///انسان را از گل خشکیده‌ای همانند کوزه‌گر آفرید. quran_en_fa And He created Jinns from fire free of smoke: و جن را از آمیزه‌ای [از شعله‌های مختلف] آتش به وجود آورد.///و جن را از آمیزه‌ای [از شعله‌های مختلف] آتش به وجود آورد.///و جن را از شعله‌اى بى‌دود.///و جن را از تشعشعى از آتش خلق کرد///و جن را از تشعشعى از آتش خلق کرد.///و جن را از شعله‌ى آتشى بى‌دود آفرید.///و جنیان را از رخشنده شعله آتش خلق کرد.///و جن را از زبانه آتش پدید آورد///و جن را از شعله‌های مختلط و متحرک آتش خلق کرد!///و آفرید پری را از آمیخته‌ای از آتش‌///و جن را از مخلوطی آتشین آفرید. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny? پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa (He is) Lord of the two Easts and Lord of the two Wests: پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است.///پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است.///پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب.///او پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است///پروردگار دو خاور و پروردگار دو باختر.///پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب.///آن خدایی که آفریننده دو مشرق و دو مغرب است (یکی مشرق و مغرب تابستان مطلع سرطان، و یکی زمستان مطلع جدی).///پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها///او پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است!///پروردگار خاوران و پروردگار باختران‌///پروردگار دو خاور و پروردگار دو باختر. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny? پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa He has let free the two bodies of flowing water, meeting together: دو دریای [شیرین و شور] را روان ساخت در حالی که همواره باهم تلاقی و برخورد دارند؛///دو دریای [شیرین و شور] را روان ساخت در حالی که همواره باهم تلاقی و برخورد دارند؛///دو دریا را پیش راند تا به هم رسیدند،///دو دریاى [تلخ و شیرین‌] را که با هم برخورد دارند روان کرد [ولى یکدیگر را تغییر نمى‌دهند]///دو دریا را [به گونه‌اى‌] روان کرد [که‌] با هم برخورد کنند.///دو دریا [ى شور و شیرین] را روان ساخت که به هم مى‌رسند.///اوست که دو دریا (ی آب شور و گوارا) را به هم در آمیخت تا به هم برخورد کنند.///دو دریا را که به هم می‌رسند درآمیخت‌///دو دریای مختلف (شور و شیرین، گرم و سرد) را در کنار هم قرار داد، در حالی که با هم تماس دارند؛///آمیخت دو دریا را به هم رسند///دو دریا را (به گونه‌ای) در هم آمیخت در حالی‌که با هم برخوردی نمی‌کنند. quran_en_fa Between them is a Barrier which they do not transgress: [ولی] میان آن دو حایلی است که به هم تجاوز نمی‌کنند [درنتیجه باهم مخلوط نمی‌شوند!]///[ولی] میان آن دو حایلی است که به هم تجاوز نمی‌کنند [درنتیجه باهم مخلوط نمی‌شوند!]///میانشان حجابى است تا به هم در نشوند.///[چرا که‌] میان آن دو حایلى است که به همدیگر تجاوز نمى‌کنند///میان آن دو، حد فاصلى است که به هم تجاوز نمى‌کنند.///[اما] میان آن دو فاصله‌اى قرار داد تا از حد نگذرند [و به هم نیامیزند].///و میان آن دو دریا برزخ و فاصله‌ای است که تجاوز به حدود یکدیگر نمی‌کنند.///در میان آنها برزخی است که به همدیگر تجاوز نکنند///در میان آن دو برزخی است که یکی بر دیگری غلبه نمی‌کند (و به هم نمی‌آمیزند)!///که میان آنها است فاصله (دیواری) تا ستم نکنند///میان آن دو، فاصله‌ای است که به هم تجاوز نمی‌کنند. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny? پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa Out of them come Pearls and Coral: از آن دو دریا لؤلؤ و مرجان بیرون می‌آید.///از آن دو دریا لؤلؤ و مرجان بیرون می‌آید.///از آن دو، مروارید و مرجان بیرون مى‌آید.///از آن دو لؤلؤ و مرجان بیرون مى‌آید///از هر دو [دریا] مروارید و مرجان برآید.///از هر دو [دریا]، مروارید و مرجان بیرون مى‌آید.///از آن دو دریا لؤلؤ و مرجان گرانبها بیرون آید.///از آن دو در و مرجان بیرون می‌آید///از آن دو، لؤلؤ و مرجان خارج می‌شود.///برون آید از آنها مروارید و مرجان‌///از هر دو (دریا) مروارید و مرجان برآید. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny? پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa And His are the Ships sailing smoothly through the seas, lofty as mountains: و او را در دریا کشتی‌های بادبان برافراشته چون کوه هاست.///و او را در دریا کشتی‌های بادبان برافراشته چون کوه هاست.///و او راست کشتیهایى همانند کوه که در دریا مى‌روند.///و براى اوست کشتى‌هاى روان در دریا که چون کوه‌هایند///و او راست در دریا سفینه‌هاى بادبان‌دار بلند همچون کوهها.///و کشتى‌هاى ساخته شده‌ی کوه پیکر در دریا، از آن اوست.///و او راست کشتیهای بزرگ بادبان برافراشته مانند کوه که به دریا در گردشند.///و او راست کشتیهای بادبان برافراشته که چون کوهها در دریا روانند///و برای اوست کشتیهای ساخته شده که در دریا به حرکت درمی‌آیند و همچون کوهی هستند!///و او را است رونده‌هائی برافراشته در دریا مانند کوه‌ها///و او را در دریا کشتی‌های سازمان‌یافته (‌ای است که) همچون پرچم‌ها است. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny? پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa All that is on earth will perish: همه آنان که روی این زمین هستند، فانی می‌شوند.///همه آنان که روی این زمین هستند، فانی می‌شوند.///هر چه بر روى زمین است دستخوش فناست،///هر آن کس که بر روى زمین است فناپذیر است///هر چه بر [زمین‌] است فانى‌شونده است.///هر که روى آن [زمین] است، از میان رفتنى است،///هر که روی زمین است دستخوش مرگ و فناست.///هر کس که بر روی آن [زمین‌] است فناپذیر است‌///همه کسانی که روی آن [= زمین‌] هستند فانی می‌شوند،///هر کس بر آن است نابود شود///هر چه بر زمین [: طبیعت] تکیه زده، فانی است. quran_en_fa But will abide (for ever) the Face of thy Lord,- full of Majesty, Bounty and Honour. و تنها ذات باشکوه و ارجمند پروردگارت باقی می‌ماند.///و تنها ذات باشکوه و ارجمند پروردگارت باقی می‌ماند.///و ذات پروردگار صاحب جلالت و اکرام توست که باقى مى‌ماند.///و تنها ذات با شکوه و ارجمند پروردگارت باقى مى‌ماند///و ذات باشکوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند.///و [تنها] ذات پروردگارت که شکوهمند و گرامی است، ماندگار است.///و زنده ابدی ذات خدای با جلال و عظمت توست.///و [سرانجام‌] ذات پروردگارت که شکوهمند و گرامی است، باقی می‌ماند///و تنها ذات ذوالجلال و گرامی پروردگارت باقی می‌ماند!///و به جای ماند روی پروردگار تو دارای مهتری و بزرگواری‌///و ذات باشکوه و ارجمند کرامت‌دهنده و وجهه‌ی پروردگارت باقی است. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny? پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa Of Him seeks (its need) every creature in the heavens and on earth: every day in (new) Splendour doth He (shine)! هر که در آسمان‌ها و زمین است از او درخواست [حاجت] می‌کند، او هر روز در کاری است.///هر که در آسمان‌ها و زمین است از او درخواست [حاجت] می‌کند، او هر روز در کاری است.///هر کس که در آسمانها و زمین است سائل درگاه اوست، و او هر روز در کارى است.///هر که در آسمان‌ها و زمین است از او حاجت مى‌خواهد، و او هر روز به کارى‌ست///هر که در آسمانها و زمین است از او درخواست مى‌کند. هر زمان، او در کارى است.///هر که در آسمان‌ها و زمین است، [نیاز خود را] از او می‌خواهد. او هر روز، در شأن و کارى است.///هر که در آسمانها و زمین است همه از او (حوائج خود را) می‌طلبند و او هر روز به شأن و کاری (در تکمیل و افاضه به خلق) پردازد.///هر آن کس که در آسمانها و زمین است از او درخواست [امداد] دارد، او هر روزی در کار است‌///تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند از او تقاضا می‌کنند، و او هر روز در شأن و کاری است!///پرسندش آنان که در آسمانها و زمینند هر روزی او است در کاری‌///هر که در آسمان‌ها و زمین است از او درخواست می‌کند. هر روزی [: زمانی]، او در کار و فرمانی است. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny? پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa Soon shall We settle your affairs, O both ye worlds! ای انس و جن! به زودی به [حساب] شما می‌پردازیم.///ای انس و جن! به زودی به [حساب] شما می‌پردازیم.///اى جنیان و آدمیان، به حساب شما خواهیم رسید.///زودا که به [حسابرسى‌] شما بپردازیم اى جن و انس///اى جن و انس، زودا که به شما بپردازیم.///اى جن و انس! به زودى به [حساب] شما مى‌پردازیم.///ای گروه انس و جن به زودی به حساب کار شما هم خواهیم پرداخت.///به زودی ای ثقلان [جن و انس‌] به [حساب‌] شما می‌پردازیم‌///بزودی به حساب شما می‌پردازیم ای دو گروه انس و جن!///زود است بپردازیم به شما ای سنگینان (ای دو گرانمایگان)///ای جن و انس! زودا که ما به خوبی به شما بپردازیم. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny? پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa O ye assembly of Jinns and men! If it be ye can pass beyond the zones of the heavens and the earth, pass ye! not without authority shall ye be able to pass! ای گروه جن و انس! اگر می‌توانید از کرانه‌ها و نواحی آسمان‌ها و زمین بیرون روید، پس بیرون روید؛ نمی‌توانید بیرون روید مگر با نوعی توانایی و قدرت.///ای گروه جن و انس! اگر می‌توانید از کرانه‌ها و نواحی آسمان‌ها و زمین بیرون روید، پس بیرون روید؛ نمی‌توانید بیرون روید مگر با نوعی توانایی و قدرت.///اى گروه جنیان و آدمیان، اگر مى‌توانید که از کناره‌هاى آسمانها و زمین بیرون روید، بیرون روید. ولى بیرون نتوانید رفت مگر با داشتن قدرتى.///اى گروه جن و انس! اگر توانستید از مرزهاى آسمان‌ها و زمین بگذرید پس بگذرید، [ولى‌] نتوانید گذشت، مگر با داشتن قدرتى///اى گروه جنیان و انسیان، اگر مى‌توانید از کرانه‌هاى آسمانها و زمین به بیرون رخنه کنید، پس رخنه کنید. [ولى‌] جز با [به دست آوردن‌] تسلطى رخنه نمى‌کنید.///اى گروه جن و انس! اگر مى‌توانید از مرزهاى آسمان‌ها و زمین نفوذ کنید، نفوذ کنید. هرگز نمى‌توانید! مگر با قدرتى [برتر].///ای گروه جن و انس، اگر می‌توانید از اطراف آسمانها و زمین (و از قبضه قدرت الهی) بیرون شوید، بیرون شوید (ولی این خیال محالی است زیرا) هرگز خارج از ملک و سلطنت خدا نتوانید شد.///ای گروه جن و انس اگر توانید که از گوشه و کنار آسمانها و زمین نفوذ کنید، نفوذ کنید، اما جز با نیرویی عظیم، نتوانید به درون راه برید///ای گروه جن و انس! اگر می‌توانید از مرزهای آسمانها و زمین بگذرید، پس بگذرید، ولی هرگز نمی‌توانید، مگر با نیرویی (فوق العاده)!///ای گروه جن و انس اگر توانستید درون روید از اطراف آسمانها در زمین (یا برون روید) پس بروید نمی‌روید مگر به فرمانروائی‌///ای گروه جنیان و انسیان! اگر می‌توانید از کرانه‌های آسمان‌ها و زمین به بیرون رخنه کنید، پس رخنه کنید، (ولی) جز در سلطه‌ (ی ربانی) در نیایید. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny? پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa On you will be sent (O ye evil ones twain!) a flame of fire (to burn) and a smoke (to choke): no defence will ye have: بر شما شعله هایی از آتش بی دود و دود آتش آلود فرستاده خواهد شد، در نتیجه نمی‌توانید یکدیگر را [برای دفع عذاب] یاری دهید!///بر شما شعله هایی از آتش بی دود و دود آتش آلود فرستاده خواهد شد، در نتیجه نمی‌توانید یکدیگر را [برای دفع عذاب] یاری دهید!///بر شما شعله‌اى بى‌دود فرستاده شود، یا دودى بى‌شعله، پس با او مقابله نتوانید کرد.///بر سرتان شراره‌هایى از آتش و دود و مس گداخته فرستاده مى‌شود که از خود دفاع نتوانید کرد///بر سر شما شراره‌هایى از [نوع‌] تفته آهن و مس فرو فرستاده خواهد شد، و [از کسى‌] یارى نتوانید طلبید.///آن روز شعله‌اى از آتش و مس گداخته بر شما فرومى‌ریزد، پس نمى‌توانید یکدیگر را یارى دهید!///(اگر به کفر و طغیان گرایید) بر شما شراره‌های آتش و مس گداخته فروریخته شود و هیچ نصرت و نجاتی نیابید.///بر شما شعله‌ای بی‌دود و دودی بی‌شعله فرو فرستاده شود، ولی شما [هماورد نخواهید شد و] کین نخواهید ستاند///شعله‌هایی از آتش بی‌دود، و دودهایی متراکم بر شما فرستاده می‌شود؛ و نمی‌توانید از کسی یاری بطلبید!///ریخته شود بر شما شراره (یا گداخته یا آمیخته) از آتش و مس پس یاری نشوید///بر سر شما شراره‌هایی از آتش و از مس فرو فرستاده خواهد شد. پس (از کسی) یاری نتوانیدگرفت. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny? پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa When the sky is rent asunder, and it becomes red like ointment: و ناگهان آسمان بشکافد و چون چرمی سرخ رنگ و گلگون شود.///و ناگهان آسمان بشکافد و چون چرمی سرخ رنگ و گلگون شود.///آنگاه که آسمان شکافته شود، رنگى سرخ چون رنگ چرم خواهد داشت.///پس آن‌گاه که آسمان شکافته شود و چونان چرمى سرخ و گلگون گردد///پس آنگاه که آسمان از هم شکافد و چون چرم گلگون گردد.///پس آن‌گاه که آسمان شکافته شود و چون روغن گداخته گلگون گردد.///پس آن‌گاه که آسمان شکافته شود تا چون گل سرخ گون و چون روغن مذاب و روان گردد (آن روز سخت هولناک از گنه پشیمان شوید).///آنگاه که آسمان از هم بشکافد و چون گل سرخ و روغن گداخته باشد///در آن هنگام که آسمان شکافته شود و همچون روغن مذاب گلگون گردد (حوادث هولناکی رخ می‌دهد که تاب تحمل آن را نخواهید داشت)!///تا گاهی که بشکافد آسمان پس گردد گلی‌رنگ چون روغن روان‌///پس آن‌گاه که آسمان از هم شکافد و چون ته‌مانده‌ی روغن زیتون گلگون گردد. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny? پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa On that Day no question will be asked of man or Jinn as to his sin. پس در آن روز [به علت سرعت فوق العاده حسابرسی و روشن بودن همه امور] هیچ انس و جنی را از گناهش نپرسند.///پس در آن روز [به علت سرعت فوق العاده حسابرسی و روشن بودن همه امور] هیچ انس و جنی را از گناهش نپرسند.///پس در آن روز از گناه هیچ جنى و آدمیى نپرسند.///پس در آن روز هیچ انس و جنى از گناهش پرسیده نشود [زیرا همه چیز روشن است‌]///در آن روز، هیچ انس و جنى از گناهش پرسیده نشود.///پس در آن روز، هیچ انسان و جنی، از گناهش پرسیده نشود. [که همه چیز روشن است.]///پس در آن روز هیچ از گناه انس و جن باز نپرسند (چون خدا و فرشتگان از گناهان خلق آگاهند).///در آن روز از هیچ انس و جن درباره گناهش پرسشی نشود///در آن روز هیچ کس از انس و جن از گناهش سؤال نمی‌شود (و همه چیز روشن است)!///پس آن روز پرسش نشود از گناهش آدمی و نه پری‌///پس در آن روز، هیچ انس و جنی از گناهش پرسیده نشود. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny? پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa (For) the sinners will be known by their marks: and they will be seized by their forelocks and their feet. گناهکاران به نشانه هایشان شناخته می‌شوند، پس آنان را به موهای پیش سرو به پاهایشان می‌گیرند [و به آتش می‌اندازند.]///گناهکاران به نشانه هایشان شناخته می‌شوند، پس آنان را به موهای پیش سرو به پاهایشان می‌گیرند [و به آتش می‌اندازند.]///کافران را به نشان صورتشان مى‌شناسند و از موى جلو سر و پاهایشان مى‌گیرند.///تبهکاران به سیمایشان شناخته مى‌شوند، پس موى پیشانى و پاها [ى آنها] گرفته مى‌شود [تا به دوزخ افکنده شوند]///تبهکاران از سیمایشان شناخته مى‌شوند و از پیشانى و پایشان بگیرند.///تبهکاران، به سیمایشان شناخته می‌شوند، پس آنان را به موهاى پیش سر و به پاهایشان مى‌گیرند [و به دوزخ مى‌افکنند.]///(آن روز) بدکاران به سیمایشان شناخته شوند، پس موی پیشانی آنها را با پاهایشان بگیرند (و در آتش دوزخ افکنند).///گناهکاران با نشانه‌هایشان شناخته شوند، آنگاه از موهای پیشانی و پاهایشان گرفته [و به دوزخ افکنده‌] شوند///مجرمان از چهره‌هایشان شناخته می‌شوند؛ و آنگاه آنها را از موهای پیش سر، و پاهایشان می‌گیرند (و به دوزخ می‌افکنند)!///شناخته شوند گنهکاران به نشانیشان (به چهره‌شان) پس گرفته شوند پیشانیها و قدمها///تبهکاران از سیمایشان شناخته می‌شوند و از پیشانی‌هایشان و پاهایشان گرفته می‌شوند. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny? پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa This is the Hell which the Sinners deny: این همان دوزخی است که گنهکاران آن را دروغ می‌پنداشتند.///این همان دوزخی است که گنهکاران آن را دروغ می‌پنداشتند.///این همان جهنمى است که مجرمان دروغش مى‌پنداشتند.///این همان جهنمى است که مجرمان آن را دروغ مى‌انگارند///این است همان جهنمى که تبهکاران آن را دروغ مى‌خواندند.///این است جهنمى که تبهکاران انکارش مى‌کردند.///این همان دوزخی است که بدکاران تکذیب می‌کردند.///این همان جهنمی است که گناهکاران انکارش می‌کردند///این همان دوزخی است که مجرمان آن را انکار می‌کردند!///این است دوزخی که تکذیب می‌کردند بدان گنهکاران‌///این همان جهنمی است که تبهکاران با آن (همان و او را) تکذیب می‌کنند. quran_en_fa In its midst and in the midst of boiling hot water will they wander round! آنان در میان آتش و آب جوشان رفت و آمد می‌کنند///آنان در میان آتش و آب جوشان رفت و آمد می‌کنند///و اکنون در میان آن و آب جوشان مى‌گردند.///میان آتش و آب جوشان مى‌گردند///میان [آتش‌] و میان آب جوشان سرگردان باشند.///میان آن [آتش] و آبی داغ و سوزان در حرکتند.///اینک میان آن جهنم و در حمیم سوزان آن می‌گردند.///در میان آن و میان آب گرمی جوشان می‌گردند///امروز در میان آن و آب سوزان در رفت و آمدند!///گردش کنند میان آن و میان آب جوشانی گرم‌///(اینان) میان جهنم و مایعی بس داغ و لبریز می‌گردند. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny? پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa But for such as fear the time when they will stand before (the Judgment Seat of) their Lord, there will be two Gardens- و برای کسی که از مقام پروردگارش [که احاطه و تسلط او بر ظاهر و باطن هستی است] بترسد دو بهشت است.///و برای کسی که از مقام پروردگارش [که احاطه و تسلط او بر ظاهر و باطن هستی است] بترسد دو بهشت است.///هر کس را که از ایستادن به پیشگاه پروردگارش ترسیده باشد دو بهشت است.///و هر کس را که از مقام پروردگارش بترسد دو باغ [در بهشت‌] است///و هر کس را که از مقام پروردگارش بترسد دو باغ است.///و براى کسى که از مقام پروردگارش بترسد، دو باغ [بهشتى] است.///و هر که از مقام (قهر و کبریایی) خدایش بترسد او را دو باغ بهشت خواهد بود.///و برای کسی که از ایستادن در پیشگاه پروردگارش [برای حساب در حشر] هراسیده باشد، دو بوستان است‌///و برای کسی که از مقام پروردگارش بترسد، دو باغ بهشتی است!///و آن را که بترسد جایگاه پروردگار خویش را در بهشت است‌///و هر کس را که از مقام پروردگارش بترسد دو باغ (سردرهم) است. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny?- پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدامیک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا بکدامین نعمتهای پروردگار شما تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa Containing all kinds (of trees and delights);- [دو بهشتی که] دارای درختان و شاخسارهای باطراوت و انبوه است.///[دو بهشتی که] دارای درختان و شاخسارهای باطراوت و انبوه است.///آن دو پر از درختانند.///[آن دو باغ‌] داراى انواع درختان و شاخسارانند///که داراى شاخسارانند.///دو باغ که درختان انبوه و باطراوت دارد.///در آن دو بهشت انواع گوناگون میوه‌ها و نعمتهاست.///[درختان آن دو بوستان‌] شاخه در شاخه‌اند///(آن دو باغ بهشتی) دارای انواع نعمتها و درختان پرطراوت است!///دارندگان شاخسارها///که دارای شاخساران رنگارنگند. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny?- پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa In them (each) will be two Springs flowing (free); در آن دو بهشت دو چشمه‌ای است که همواره جاری است.///در آن دو بهشت دو چشمه‌ای است که همواره جاری است.///در آن دو، دو چشمه جارى است.///در آنها دو چشمه جارى‌اند///در آن دو [باغ‌] دو چشمه روان است.///در آن دو باغ، دو چشمه‌ی همیشه جارى است.///در آن دو بهشت دو چشمه آب (تسنیم و سلسبیل) روان است.///در آن دو [بوستان‌] دو چشمه هست که روانند///در آنها دو چشمه همیشه جاری است!///در آنها است دو چشمه روان‌///در آن دو (باغ) دو چشمه‌سار روان است. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny?- پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa In them will be Fruits of every kind, two and two. در آن دو بهشت از هر میوه‌ای دو نوع فراهم است.///در آن دو بهشت از هر میوه‌ای دو نوع فراهم است.///در آنجا از هر گونه میوه‌اى دو قسم هست.///در آن دو [باغ‌] از هر میوه‌اى دو گونه هست///در آن دو [باغ‌] از هر میوه‌اى دو گونه است.///در آن دو باغ، از هر میوه‌اى دو گونه فراهم است.///در آن دو بهشت از هر میوه‌ای دو نوع است.///در آن دو [بوستان‌] از هر میوه‌ای دو گونه هست‌///در آن دو، از هر میوه‌ای دو نوع وجود دارد (هر یک از دیگری بهتر)!///در آنها است از هر میوه دو جفت‌///در آن دو (باغ) از هر میوه‌ای دو گونه همسان است. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny? پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa They will recline on Carpets, whose inner linings will be of rich brocade: the Fruit of the Gardens will be near (and easy of reach). [بهشتیان] بر بسترهایی که آستر آنها از حریر درشت بافت است، تکیه می‌زنند، و میوه‌های رسیده آن دو بهشت [به آسانی] در دسترس است.///[بهشتیان] بر بسترهایی که آستر آنها از حریر درشت بافت است، تکیه می‌زنند، و میوه‌های رسیده آن دو بهشت [به آسانی] در دسترس است.///بر بسترهایى که آسترشان از استبرق است تکیه زده‌اند و میوه‌هاى آن دو بهشت در دسترسشان باشد.///بر بسترهایى که آستر آنها از دیباى سبز است تکیه مى‌زنند، و چیدن [میوه‌هاى‌] آن دو باغ [به آسانى‌] در دسترس است///بر بسترهایى که آستر آنها از ابریشم درشت‌بافت است، تکیه آنند و چیدن میوه [از] آن دو باغ [به آسانى‌] در دسترس است.///[بهشتیان] بر بسترهایى که آسترشان از دیبا و ابریشم درشت­بافت است، تکیه مى‌زنند و میوه‌هاى آن دو باغ در دسترس است.///در حالتی که بهشتیان بر بسترهایی که آستر آنها از حریر و استبرق است (در کمال عزت) تکیه زده‌اند و میوه درختانش در همان تکیه گاه در دسترس آنهاست.///[بهشتیان‌] بر فرشهایی آرمیده‌اند که آسترهای آنها از ابریشم ستبر است، و میوه هر دو بوستان نزدیک [و دسترس‌] است‌///این در حالی است که آنها بر فرشهایی تکیه کرده‌اند با آسترهائی از دیبا و ابریشم، و میوه‌های رسیده آن دو باغ بهشتی در دسترس است!///تکیه‌کنندگان بر جامه‌های خواب که آسترهای (یا لبه‌های) آنها است از استبرق و میوه دو بهشت است نزدیک‌///بر بسترهایی که آستر آنها از ابریشم درشت‌بافت است تکیه زنند و چیدن میوه‌ی آن دو باغ (به آسانی) در دسترس است. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny? پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا بکدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa In them will be (Maidens), chaste, restraining their glances, whom no man or Jinn before them has touched;- در آن بهشت‌ها زنانی هستند که فقط به همسرانشان عشق می‌ورزند، و پیش از آنان دست هیچ انس و جنی به آنان نرسیده است.///در آن بهشت‌ها زنانی هستند که فقط به همسرانشان عشق می‌ورزند، و پیش از آنان دست هیچ انس و جنی به آنان نرسیده است.///در آنجاست زنانى که جز به شوهر خویش ننگرند، و پیش از بهشتیان هیچ آدمى و جنى به آنها دست نزده است.///در آنها دلبرانى هست که به همسران خود چشم دوزند که پیش از آنها دست هیچ انس و جنى به آنها نرسیده است///در آن [باغها، دلبرانى‌] فروهشته‌نگاهند که دست هیچ انس و جنى پیش از ایشان به آنها نرسیده است.///در آن بسترها، همسرانى هستند که نگاهشان از بیگانه کوتاه است و پیش از اینان، هیچ انسان و جنی آنان را لمس نکرده است.///در آن بهشتها زنان زیبای با حیائی است (که به چشم پر ناز جز به شوهر خود ننگرند) و دست هیچ کس از جن و انس پیش از آنها بدان زنان نرسیده است.///در آنها [حوریان‌] چشم فروهشته [/قانع به همسر] هستند که پیش از آنان هیچ انسان و هیچ جنی با آنان آمیزش نکرده است‌///در آن باغهای بهشتی زنانی هستند که جز به همسران خود عشق نمی‌ورزند؛ و هیچ انس و جن پیش از اینها با آنان تماس نگرفته است.///در آنها است کوته‌چشمانی که نیامیخته است با آنان آدمی پیش از ایشان و نه پری‌///در آن (باغ‌ها، دلبرانی) فروهشته‌نگاهند که دست هیچ انس و جنی پیش از ایشان به آنان نرسیده است. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny?- پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa Like unto Rubies and coral. گویی آن زنان بهشتی یاقوت و مرجان اند.///گویی آن زنان بهشتی یاقوت و مرجان اند.///همانند یاقوت و مرجان.///گویى که آنها یاقوت و مرجانند///گویى که آنها یاقوت و مرجانند.///آنان چون یاقوت و مرجانند.///آن زنان حور العین (در صفا و لطافت) گویی یاقوت و مرجانند.///گویی آنان یاقوت و مرجانند///آنها همچون یاقوت و مرجانند!///گوئیا آنانند یاقوت و مرجان‌///گویی که آنها یاقوت و مرجان‌اند. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny? پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa Is there any Reward for Good - other than Good? آیا پاداش نیکی جز نیکی است؟///آیا پاداش نیکی جز نیکی است؟///آیا پاداش نیکى جز نیکى است؟///آیا پاداش احسان جز احسان است///مگر پاداش احسان جز احسان است؟///آیا پاداش نیکى، جز نیکى است؟///آیا پاداش نکویی و احسان جز نکویی و احسان است؟///آیا جزای نیکوکاری، جز نیکوکاری است؟///آیا جزای نیکی جز نیکی است؟!///آیا هست پاداش نکوکاری جز نکوکاری‌///آیا پاداش احسان جز احسان است‌؟ quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny? پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام­یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa And besides these two, there are two other Gardens,- و جز آن دو بهشت، دو بهشت دیگر [هم] هست.///و جز آن دو بهشت، دو بهشت دیگر [هم] هست.///و جز آنها دو بهشت دیگر است.///و غیر از آن دو [باغ‌] دو باغ [دیگر نیز] هست///و غیر از آن دو [باغ‌]، دو باغ [دیگر نیز] هست.///و پایین‌تر از آن [دو باغ]، دو باغ دیگر هست.///و ورای آن دو بهشت دو بهشت دیگر است.///و جز آن دو نیز دو بوستان است‌///و پایین‌تر از آنها، دو باغ بهشتی دیگر است.///و نزدیک آنها است دو بهشت‌///و پایین‌تر از آن دو (باغ)، دو باغ (دیگر نیز) هست. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny?- پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa Dark-green in colour (from plentiful watering). آن [دو بهشت دیگر] در نهایت سرسبزی اند.///آن [دو بهشت دیگر] در نهایت سرسبزی اند.///از شدت سبزى متمایل به سیاهى.///[آن دو باغ‌] چنان سبز است که به سیاهى مى‌زند///که از [شدت‌] سبزى سیه‌گون مى‌نماید.///[آن دو باغ پایین دست،] از شدت سرسبزى به سیاهى مى‌ماند.///که درختان آن دو بهشت در منتهای سبزی و خرمی است.///که سبز سیر سیه‌تاب‌اند///هر دو خرم و سرسبزند!///دو بهشت سبز سیاه‌فام‌///(که از شدت سبزی) آن دو سیه‌گون می‌نمایند. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny? پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa In them (each) will be two Springs pouring forth water in continuous abundance: در آن دو بهشت دو چشمه همواره جوشان و در حال فوران است.///در آن دو بهشت دو چشمه همواره جوشان و در حال فوران است.///در آن دو، دو چشمه همواره جوشنده هست.///در آنها دو چشمه جوشان است///در آن دو [باغ‌] دو چشمه همواره جوشان است.///در آن [دو باغ]، دو چشمه‌ی همیشه جوشان است.///در آن دو بهشت دیگر هم دو چشمه آب گوارا می‌جوشد.///در آن دو، دو چشمه فواره‌زن هست‌///در آنها دو چشمه جوشنده است!///در آنها است دو چشمه جوشان‌///در آن دو (باغ) دو چشمه‌ساران همچنان جوشانند. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny? پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa In them will be Fruits, and dates and pomegranates: در آنها میوه‌های فراوان و درخت خرما و انار است.///در آنها میوه‌های فراوان و درخت خرما و انار است.///در آن دو، میوه هست و نخل هست و انار هست.///در آن دو، میوه و خرما و انار است///در آن دو، میوه و خرما و انار است.///در آن [دو باغ]، میوه‌های فراوان و خرما و انار است.///در آن دو بهشت نیز هرگونه میوه خوش و خرما و انار بسیار است.///در آن دو [درختان‌] میوه و خرما و انار هست‌///در آنها میوه‌های فراوان و درخت خرما و انار است!///در آنها است میوه و خرما بنی و اناری‌///در آن دو، میوه‌ای و درخت خرمایی و اناری است‌. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny? پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa In them will be fair (Companions), good, beautiful;- در آنها زنانی نیکو سیرت و زیبا صورت اند.///در آنها زنانی نیکو سیرت و زیبا صورت اند.///در آنجا زنانى است نیک‌سیرت و زیباروى.///در آن جا [زنانى‌] نیک سیرت و زیبا رویند///در آنجا [زنانى‌] نکوخوى و نکورویند.///در آن باغ‌ها، دوشیزگانى هستند خوش‌خوی و زیباروی.///در آن بهشتها نیکو زنان با حسن و جمال بسیارند.///در آنها دوشیزگان نیکخو و زیبا روست‌///و در آن باغهای بهشتی زنانی نیکو خلق و زیبایند!///در آنها است نکو زنانی زیبایان‌///در آنجا (زنانی) نکوخویان و نکورویانند. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny?- پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa Companions restrained (as to their glances), in (goodly) pavilions;- حوریانی که در سراپرده‌ها مستورند.///حوریانی که در سراپرده‌ها مستورند.///حورانى مستور در خیمه‌ها.///حورانى پرده‌نشین در میان خیمه‌ها هستند///حورانى پرده‌نشین در [دل‌] خیمه‌ها.///حوریانى که در سراپرده‌ها پرده‌نشینند.///حورانی در سراپرده‌های خود (مستور از چشم بیگانگان).///حوریان پرده‌نشین در خیمه‌ها///حوریانی که در خیمه‌های بهشتی مستورند!///سفیدپوستانی بازداشته در سراپرده‌ها///(و) حورانی، پرده‌نشینان در (دل) خیمه‌ها. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny?- پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa Whom no man or Jinn before them has touched;- پیش از همسران بهشتی شان دست هیچ انس و جنی به آنان نرسیده است.///پیش از همسران بهشتی شان دست هیچ انس و جنی به آنان نرسیده است.///پیش از بهشتیان هیچ آدمى و جنى به آنها دست نزده است.///دست هیچ انس و جنى پیش از ایشان به آنها نرسیده است///دست هیچ انس و جنى پیش از ایشان به آنها نرسیده است.///پیش از بهشتیان، هیچ انسان یا جنى آنان را لمس نکرده است.///که پیش از شوهران دست هیچ کس از جن و انس بدان زنان نرسیده است.///پیش از آنان، هیچ انسان و هیچ جنی با آنان آمیزش نکرده است‌///هیچ انس و جن پیش از ایشان با آنها تماس نگرفته (و دوشیزه‌اند)!///نیامیخته است با آنان آدمی پیش از ایشان و نه پری‌///هیچ انس و جنی پیش از ایشان با آنان هم بستر نشده است. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny?- پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa Reclining on green Cushions and rich Carpets of beauty. بر بالش‌های سبز و فرش‌های زیبا تکیه می‌زنند.///بر بالش‌های سبز و فرش‌های زیبا تکیه می‌زنند.///بر بالشهاى سبز و فرشهاى نیکو تکیه مى‌زنند.///بر پشتى‌هاى سبز و بسترهاى زیبا تکیه زده‌اند///بر بالش سبز و فرش نیکو تکیه زده‌اند.///آنان بر بالش‌هایى تکیه زده‌اند که با پارچه‌هایى سبز رنگ و فرشهایى کمیاب آراسته شده است.///در حالتی که بهشتیان (با حور العین) بر رفرف سبز (وجد و عزت) و بساط زیبا (ی فخر و دولت) تکیه زده‌اند.///تکیه زده بر بالش‌ [های‌] سبزرنگ و بر فرش‌ [های‌] گرانمایه نیکو///این در حالی است که بهشتیان بر تختهایی تکیه زده‌اند که با بهترین و زیباترین پارچه‌های سبزرنگ پوشانده شده است.///تکیه‌کنندگان بر بالشهای سبز و زر تارهایی نکو (یا زیبا)///بر بالش‌های سبز و فرش‌هایی بس نیکو تکیه زده‌اند. quran_en_fa Then which of the favours of your Lord will ye deny? پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید///پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید؟///پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟///(الا ای جن و انس) کدامین نعمتهای خدایتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟///پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‌کنید؟!///پس آیا به کدامین نعمتهای پروردگار شما (ای دو کس) تکذیب می‌کنید///پس به کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان (همان و او را) تکذیب می‌کنید؟ quran_en_fa Blessed be the name of thy Lord, full of Majesty, Bounty and Honour. همیشه سودمند و با برکت است نام پروردگار با شکوه و ارجمندت.///همیشه سودمند و با برکت است نام پروردگار با شکوه و ارجمندت.///بزرگ است نام پروردگار تو آن صاحب جلالت و اکرام.///پرخیر و مبارک است نام پروردگار تو که شکوهمند و با کرامت است///خجسته باد نام پروردگار شکوهمند و بزرگوارت،///خجسته باد نام پروردگارت که شکوهمند و ارجمند است!///بزرگوار و مبارک نام پروردگار توست که خداوند جلال و عزت و احسان و کرامت است.///متبرک باد نام پروردگارت که شکوهمند و گرامی است‌///پربرکت و زوال‌ناپذیر است نام پروردگار صاحب جلال و بزرگوار تو!///فرخنده باد نام پروردگار تو خداوند شکوه و احترام‌///خجسته است نام پروردگار شکوهمند و گرامی‌دارنده. quran_en_fa When the Event inevitable cometh to pass, هنگامی که واقعه [بسیار عظیم قیامت] واقع شود،///هنگامی که واقعه [بسیار عظیم قیامت] واقع شود،///چون قیامت واقع شود،///هنگامى که آن واقعه (رستاخیز) رخ دهد///آن واقعه چون وقوع یابد،///آن‌گاه که آن واقعه [عظیم قیامت] روى دهد،///هنگامی که آن واقعه بزرگ (قیامت) واقع می‌گردد.///چون واقعه بزرگ [قیامت‌] واقع شود///هنگامی که واقعه عظیم (قیامت) واقع شود،///گاهی که فرود آید فرودآینده‌///هنگامی که (قیامت) واقع شونده وقوع یابد؛ quran_en_fa Then will no (soul) entertain falsehood concerning its coming. که در واقع شدنش دروغی [در کار] نیست،///که در واقع شدنش دروغی [در کار] نیست،///که در واقع‌شدنش هیچ دروغ نیست،///[خواهید دید که‌] در وقوع آن دروغى نیست/// [که‌] در وقوع آن دروغى نیست:///که در واقع شدن آن دروغى نیست [و سزا نیست کسى آن را دروغ بشمارد].///که در وقوعش هیچ کذب و جای هیچ شک و ریب نیست.///در وقوع آن دروغی نیست‌///هیچ کس نمی‌تواند آن را انکار کند!///نیست فرود آمدنش را دروغی‌///در وقوعش هرگز گزافی نیست. quran_en_fa (Many) will it bring low; (many) will it exalt; پست کننده [کافران] و رفعت دهنده [مؤمنان] است.///پست کننده [کافران] و رفعت دهنده [مؤمنان] است.///گروهى را خوارکننده است و گروهى را برافرازنده.///پایین آورنده [ى گروهى‌] و بالا برنده [ى گروهى‌] است///پست‌کننده [و] بالابرنده است.///[آن واقعه] پست‌کننده [کافران] و بالابرنده [مؤمنان] است.///آن روز (قومی را به دوزخ) خوار و ذلیل کند و (طایفه‌ای را به جنت) سربلند و رفیع گرداند.///هم فرو دارنده‌ [ی کافران‌] است و هم فرادارنده‌ [ی مؤمنان‌]///(این واقعه) گروهی را پایین می‌آورد و گروهی را بالا می‌برد!///فرودآرنده و بالابرنده‌///پست‌کننده‌ای بالابرنده است. quran_en_fa When the earth shall be shaken to its depths, هنگامی که زمین به شدت لرزانده شود،///هنگامی که زمین به شدت لرزانده شود،///آنگاه که زمین به سختى بلرزد،///آن‌گاه که زمین با تکان سختى لرزانده شود///چون زمین با تکان [سختى‌] لرزانده شود،///آن‌گاه که زمین به سختى لرزانده شود.///آن‌گاه که زمین شدید به حرکت و لرزه در آید.///آنگاه که زمین به جنبشی سخت جنبانده شود///در آن هنگام که زمین بشدت به لرزه درمی‌آید،///گاهی که بلرزد زمین لرزیدنی‌///چون زمین با تکان و اضطراب سختی لرزانده شود؛ quran_en_fa And the mountains shall be crumbled to atoms, و کوه‌ها درهم کوبیده وریز ریز شوند.///و کوه‌ها درهم کوبیده وریز ریز شوند.///و کوه‌ها به تمامى متلاشى شوند،///و کوه‌ها [به تمامى‌] خرد و ریز شوند///و کوهها [جمله‌] ریزه ریزه شوند،///و کوه‌ها به شدت متلاشى شوند.///و کوههای سخت متلاشی شوند.///و کوهها سخت خرد و ریز شود///و کوه‌ها در هم کوبیده می‌شود،///و رانده شوند کوه‌ها راندنی‌///و کوه‌ها به گونه‌ای دهشت‌آور خرد گردند؛ quran_en_fa Becoming dust scattered abroad, در نتیجه غباری پراکنده گردد،///در نتیجه غباری پراکنده گردد،///و چون غبارى پراکنده گردند،///و به صورت غبارى پراکنده گردند///و غبارى پراکنده گردند،///پس به حالت غبار پراکنده درآیند.///و مانند ذرات گرد در هوا پراکنده گردند.///و همچون غباری پراکنده گردد///و بصورت غبار پراکنده درمی‌آید،///پس گردند گردی پراکنده‌///پس غباری پراکنده شوند؛ quran_en_fa And ye shall be sorted out into three classes. وشما سه گروه شوید:///وشما سه گروه شوید:///شما سه گروه باشید:///و شما سه دسته شوید///و شما سه دسته شوید:///و [در آن روز] شما سه گروه خواهید بود:///و شما خلایق بر سه دسته مختلف شوید.///و شما گروههای سه‌گانه‌ای باشید///و شما سه گروه خواهید بود!///و شوید گروه‌هایی سه‌گانه‌///و شما سه دسته گردید: quran_en_fa Then (there will be) the Companions of the Right Hand;- What will be the Companions of the Right Hand? سعادتمندان، چه بلند مرتبه‌اند سعادتمندان!///سعادتمندان، چه بلند مرتبه‌اند سعادتمندان!///یکى اهل سعادت. اهل سعادت چه حال دارند؟///پس [دسته‌اى‌] اهل سعادت، چه اهل سعادتى///یاران دست راست، کدامند یاران دست راست؟///پس [گروه نخست] سعادتمندانند، سعادتمندان چه گروهى هستند!///گروهی راستان، اصحاب یمین باشند که چقدر حالشان (در بهشت ابد) نیکوست!///[یکی‌] اصحاب یمین، و چه حال دارند اصحاب یمین‌///(نخست) سعادتمندان و خجستگان (هستند)؛ چه سعادتمندان و خجستگانی!///پس یاران راست چیست یاران راست‌///پس صاحبان برکت راستین؛ چیست صاحبان برکت‌؟ quran_en_fa And the Companions of the Left Hand,- what will be the Companions of the Left Hand? و شقاوتمندان، چه دون پایه‌اند شقاوتمندان!///و شقاوتمندان، چه دون پایه‌اند شقاوتمندان!///دیگر، اهل شقاوت. اهل شقاوت چه حال دارند؟///و [دسته‌اى‌] تیره بختان، چه تیره بختانى///و یاران چپ؛ کدامند یاران چپ؟///و [دسته‌ی دوم] بدبختانند، چه گروهی هستند بدبختان!///و گروهی ناراستان، اصحاب شومی و شقاوتند که چقدر روزگارشان (در دوزخ) سخت است.///و [دیگری‌] اصحاب شمال، و چه حال دارند اصحاب شمال‌///گروه دیگر شقاوتمندان و شومانند، چه شقاوتمندان و شومانی!///و یاران چپ چیست یاران چپ‌///و صاحبان شوم و رذیلت؛ چیست صاحبان رذیلت‌؟ quran_en_fa And those Foremost (in Faith) will be Foremost (in the Hereafter). و پیشی گیرندگان [به اعمال نیک] که پیشی گیرندگان [به رحمت و آمرزش] اند،///و پیشی گیرندگان [به اعمال نیک] که پیشی گیرندگان [به رحمت و آمرزش] اند،///سه دیگر، آنها که سبقت جسته بودند و اینک پیش افتاده‌اند.///و پیشگامان که پیشگامند///و سبقت‌گیرندگان مقدمند؛///و [گروه سوم] پیشگامان [کارهای نیکند که درگرفتن پاداش نیز،] پیشگامند.///و (طایفه سوم) آنان که (مشتاقانه در ایمان) بر همه پیشی گرفتند و (در اطاعت خدا و رسول) مقام تقدم یافتند.///و [سومین‌] سابقان که پیشتازانند///و (سومین گروه) پیشگامان پیشگامند،///و پیش‌آهنگان (پیشی‌گیرندگان) آن پیش‌آهنگان‌///و سبقت‌گیرندگان (این سرا) همان سبقت‌گیرندگان (آن سرای) اند. quran_en_fa These will be those Nearest to Allah: اینان مقربان اند،///اینان مقربان اند،///اینان مقربانند،///آنها مقربانند///آنانند همان مقربان [خدا]،///آنان نزدیکان [درگاه خداوند] هستند.///آنان به حقیقت مقربان درگاهند.///اینانند که مقرب‌اند///آنها مقربانند!///آنانند نزدیک‌گشتگان‌///همان مقربان (به خدای منان). quran_en_fa In Gardens of Bliss: در بهشت‌های پر نعمت اند.///در بهشت‌های پر نعمت اند.///در بهشتهاى پرنعمت.///در باغ‌هاى پرنعمت [بهشت جاى دارند]///در باغستانهاى پر نعمت.///در باغ‌هاى پرنعمت خواهند بود.///آنان در بهشت پرنعمت جاودانی متنعمند.///در بهشتهای پرناز و نعمت‌///در باغهای پرنعمت بهشت (جای دارند)!///در بهشتهای نعمتها///در باغستان‌های پرنعمت. quran_en_fa A number of people from those of old, گروهی بسیار از پیشینیان،///گروهی بسیار از پیشینیان،///گروهى از پیشینیان،///بسیارى، از امت‌هاى نخستین///گروهى از پیشینیان،///[آنان] گروه زیادى از پیشینیان خواهند بود [که هنگام دعوت پیامبران پیشین به آنها ایمان آوردند].///آنها جمعی بسیار از امم پیشینیان هستند.///گروهی بسیار از پیشینیان‌///گروه زیادی (از آنها) از امتهای نخستینند،///پاره‌ای از پیشینیان‌///(اینان) گروهی بسیار از پیشینیان، quran_en_fa And a few from those of later times. و اندکی از پسینیان،///و اندکی از پسینیان،///و اندکى از آنها که از پى آمده‌اند،///و اندکى، از متأخرانند (امت اسلام)///و اندکى از متأخران.///و گروه کمى از امت آخرین [پیامبر که به او ایمان آوردند].///و عده قلیلی از متأخران (یا بسیاری از مقدمان امت محمد ص و قلیلی از مردم آخر زمان این امت باشند).///و اندکی از واپسینان‌///و اندکی از امت آخرین!///و اندکی از آیندگان‌///و اندکی از پسینیان (اند). quran_en_fa (They will be) on Thrones encrusted (with gold and precious stones), بر تخت هایی زربافت،///بر تخت هایی زربافت،///بر تختهایى مرصع،///بر تخت‌هایى زربافت جواهر نشان///بر تختهایى جواهرنشان،///بر تخت‌هایى چیده شده و جواهرنشان،///آنان بر سریرهای زربفت مرصع به انواع جواهر تکیه زنند.///بر تختهای گوهرنشان‌///آنها [= مقربان‌] بر تختهایی که صف‌کشیده و به هم پیوسته است قراردارند،///بر تختهائی بافته‌///بر تخت‌هایی بافته همچون زره. quran_en_fa Reclining on them, facing each other. در حالی که روبروی یکدیگر بر آنها تکیه دارند.///در حالی که روبروی یکدیگر بر آنها تکیه دارند.///روبروى هم بر آنها تکیه زده‌اند.///رویاروى هم بر آنها تکیه داده‌اند///که روبروى هم بر آنها تکیه داده‌اند.///تکیه داده‌اند، در حالى که [شادمان و باصفا] روبروى یکدیگرند.///همه (شادان) با یاران و دوستان رو به روی یکدیگر بر آن سریرهای عزت می‌نشینند.///رودرروی هم بر آنها تکیه زده‌اند///در حالی که بر آن تکیه زده و رو به روی یکدیگرند!///تکیه‌کنندگان بر آنها روی به روی‌///روبه‌روی هم بر آنها تکیه‌زنندگانند. quran_en_fa Round about them will (serve) youths of perpetual (freshness), نوجوانانی همیشه نو جوان همواره [برای خدمت] پیرامونشان می‌گردند،///نوجوانانی همیشه نو جوان همواره [برای خدمت] پیرامونشان می‌گردند،///پسرانى همواره جوان گردشان مى‌چرخند،///بر گردشان پسرانى همیشگى [به خدمت‌] مى‌گردند///بر گردشان پسرانى جاودان [به خدمت‌] مى‌گردند،///بر گردشان پسرانى همیشه نوجوان مى‌گردند.///و پسرانی زیبا که حسن و جوانیشان همیشگی و ابدی است گرد آنها به خدمت می‌گردند.///جاودانه جوانان بر گرد آنان می‌گردند///نوجوانانی جاودان (در شکوه و طراوت) پیوسته گرداگرد آنان می‌گردند،///بگردند بر ایشان پسرانی جاودانان‌///نوجوانانی، جاودان بر گردشان می‌گردند. quran_en_fa With goblets, (shining) beakers, and cups (filled) out of clear-flowing fountains: با قدح‌ها و کوزه‌ها و جام هایی از باده ناب و پاک،///با قدح‌ها و کوزه‌ها و جام هایی از باده ناب و پاک،///با قدحها و ابریقها و جامهایى از شرابى که در جویها جارى است.///با جام‌ها و ابریق‌ها و پیاله‌اى از مى روان///با جامها و آبریزها و پیاله‌ [ها] یى از باده ناب روان.///با جام‌ها و آبریزها و پیاله‌اى از [نوشیدنى‌هاى گوارا و] روان [از آنان پذیرایى مى‌کنند].///با کوزه‌ها (ی بلورین) و مشربه‌ها (ی زرین) و جامهای پر از شراب ناب.///همراه با کوزه‌ها و ابریقها و جامهایی از شراب جاری‌///با قدحها و کوزه‌ها و جامهایی از نهرهای جاری بهشتی (و شراب طهور)!///با جامها و صراحیها و جامی از باده‌نمایان‌///با جام‌ها و آبریزها و پیاله‌‌ای از باده‌ی ناب روان. quran_en_fa No after-ache will they receive therefrom, nor will they suffer intoxication: که از نوشیدنش نه سردرد گیرند، و نه مست و بی خرد شوند،///که از نوشیدنش نه سردرد گیرند، و نه مست و بی خرد شوند،///از نوشیدنش نه سردرد گیرند و نه بیهوش شوند.///که از آن نه سر درد گیرند و نه مست و بى‌خرد شوند/// [که‌] نه از آن دردسر گیرند و نه بى‌خرد گردند.///از آن [نوشیدنى‌ها] نه سردرد مى‌گیرند و نه مست مى‌شوند.///نه هرگز از آنها (هر چه نوشند) دردسری یابند و نه مستی عقل و رنج خمار کشند.///که [بهشتیان‌] از آن سردرد نگیرند و بد مست نشوند///اما شرابی که از آن درد سر نمی‌گیرند و نه مست می‌شوند!///نه درد سر گیرند از آن و نه از خرد افتند///(که) نه از آن سردرد گیرند و نه (آن را) پایان دهند. quran_en_fa And with fruits, any that they may select: و میوه‌ها از هر نوعی که اختیار کنند،///و میوه‌ها از هر نوعی که اختیار کنند،///و میوه‌هایى که خود برمى‌گزینند.///و میوه از هر چه اختیار کنند///و میوه از هر چه اختیار کنند.///و میوه‌هایى از هر چه انتخاب کنند.///و میوه خوش از هر چه برگزینند،///و میوه‌هایی از آنچه بر می‌گزینند///و میوه‌هایی از هر نوع که انتخاب کنند،///و میوه‌ای از آنچه برگزینند///و میوه‌ای از هر چه همی‌پسندند. quran_en_fa And the flesh of fowls, any that they may desire. و گوشت پرنده از هر گونه‌ای که بخواهند،///و گوشت پرنده از هر گونه‌ای که بخواهند،///و گوشت پرنده هر چه بخواهند.///و از گوشت پرنده هر چه بخواهند///و از گوشت پرنده هر چه بخواهند.///و گوشت پرنده از هر نوع که بخواهند.///و گوشت مرغان و هر غذا که مایل باشند،///و گوشت مرغ از آنچه خوش دارند///و گوشت پرنده از هر نوع که مایل باشند!///و گوشت مرغی از آنچه هوس کنند///و (از) گوشت پرنده‌ای، هر چه اشتها کنند. quran_en_fa And (there will be) Companions with beautiful, big, and lustrous eyes,- و حوریانی چشم درشت،///و حوریانی چشم درشت،///و حوران درشت چشم،///و حوران درشت چشم///و حوران چشم‌درشت،///و همسرانی سپید روى، درشت چشم و زیبا،///و زنان سیه چشم زیبا صورت،///و حوریان چشم درشت‌///و همسرانی از حور العین دارند،///و زنان سفیداندام فراخ‌چشمان‌///و حوریانی چشم‌‌درشت. quran_en_fa Like unto Pearls well-guarded. هم چون مروارید پنهان شده در صدف؛///هم چون مروارید پنهان شده در صدف؛///همانند مرواریدهایى در صدف.///همچو مروارید پنهان در صدف///مثل لؤلؤ نهان میان صدف،///همچون مروارید در صدف.///که (در بهاء و لطافت) چون در و لؤلؤ مکنونند (بر آنها مهیاست).///که همانندان مروارید نهفته‌اند///همچون مروارید در صدف پنهان!///مانندگان مروارید پوشیده‌///همانند مروارید (ناسفته‌ی) پنهان (در صدف). quran_en_fa A Reward for the deeds of their past (life). پاداشی است در برابر اعمالی که همواره انجام می‌دادند.///پاداشی است در برابر اعمالی که همواره انجام می‌دادند.///همه به پاداش کارهایى که مى‌کرده‌اند.///[اینها] پاداشى است به خاطر آنچه مى‌کردند/// [اینها] پاداشى است براى آنچه مى‌کردند.///پاداشى در برابر آنچه مى‌کردند.///(این نعمتهای الهی) پاداش اعمال نیک آن بهشتیان است.///این پاداش کاری است که کرده‌اند///اینها پاداشی است در برابر اعمالی که انجام می‌دادند!///پاداشی بدانچه بودند می‌کردند///حال آنکه پاداشی است به آنچه می‌کرده‌اند. quran_en_fa Not frivolity will they hear therein, nor any taint of ill,- در آنجا نه سخن بیهوده‌ای می‌شنوند، نه کلام گناه آلودی،///در آنجا نه سخن بیهوده‌ای می‌شنوند، نه کلام گناه آلودی،///در آنجا نه سخن لغو شنوند و نه گناه‌آلود.///در آن جا نه سخن بیهوده شنوند و نه گناه آلود///در آنجا نه بیهوده‌اى مى‌شنوند و نه [سخنى‌] گناه‌آلود.///در آنجا نه سخن بیهوده‌ای می‌شنوند و نه نسبت گناهی به دیگرى،///نه آنجا هیچ حرفی لغو و بیهوده شنوند و نه به یکدیگر گناهی بربندند.///در آنجا [سخنان‌] بیهوده و [گزاف‌] گناه‌آلود نشنوند///در آن (باغهای بهشتی) نه لغو و بیهوده‌ای می‌شنوند نه سخنان گناه آلود؛///نشوند در آن بیهوده و نه گناه بستن را///در آنجا نه بیهوده‌ای می‌شنوند و نه (سخنی) گناه‌‌آلود با پی‌آمدی بد. quran_en_fa Only the saying, "Peace! Peace". مگر سخنی که سلام است و سلام،///مگر سخنی که سلام است و سلام،///جز یک سخن: سلام، سلام.///مگر سخنى که سلام است و سلام///سخنى جز سلام و درود نیست.///تنها چیزى که مى‌شنوند سلام است، سلام!///هیچ جز سلام و تحیت و احترام هم نگویند و نشنوند.///نشنوند مگر سخنی که سلام است و سلام‌///تنها چیزی که می‌شنوند «سلام» است «سلام»!///جز گفتار سلامی سلامی‌///(سخنی) بجز گفته‌ی سلامی سالم نیست. quran_en_fa The Companions of the Right Hand,- what will be the Companions of the Right Hand? و سعادتمندان چه بلند مرتبه‌اند سعادتمندان!///و سعادتمندان چه بلند مرتبه‌اند سعادتمندان!///اما اصحاب سعادت، اصحاب سعادت چه حال دارند؟///و اهل سعادت، چه اهل سعادتى///و یاران راست؛ یاران راست کدامند؟///و یاران [راست که کارنامه‌ی آنان را به دست راستشان می‌دهند]، چه [سعادتمندند] یاران راست!///و اصحاب یمین هم چه خوش روزگارند!///و اصحاب یمین چه حال دارند اصحاب یمین‌///و اصحاب یمین و خجستگان، چه اصحاب یمین و خجستگانی!///و یاران راست چه یاران راستی‌///و صاحبان برکت و راستین. و چیست این صاحبان برکت و راستین؟ quran_en_fa (They will be) among Lote-trees without thorns, در سایه درخت سدر بی خارند،///در سایه درخت سدر بی خارند،///در زیر درخت سدر بى‌خار،///در [زیر] درختان سدر بى‌خارند///در [زیر] درختان کنار بى‌خار،///در کنار درختان سدر بى‌خار///در سایه درختان سدر پرمیوه بی‌خار.///در جوار درختان سدر بی‌خار///آنها در سایه درختان «سدر» بی‌خار قرار دارند،///زیر درخت سدری بی‌خار///در (زیر) درختان کناری بی‌خار. quran_en_fa Among Talh trees with flowers (or fruits) piled one above another,- و درختان موزی که میوه هایش خوشه خوشه روی هم چیده شده است،///و درختان موزی که میوه هایش خوشه خوشه روی هم چیده شده است،///و درخت موزى که میوه‌اش بر یکدیگر چیده‌شده،///و درختان موز که میوه‌اش بر هم چیده است///و درختهاى موز که میوه‌اش خوشه خوشه روى هم چیده است.///و درختان موز که میوه‌هایش خوشه خوشه روی هم چیده شده است،///و درختان پربرگ سایه‌دار.///و موزهای توبرتو///و در سایه درخت «طلح» پربرگ [= درختی خوشرنگ و خوشبو]،///و موزی به هم پیچیده‌///و درخت‌های موز که میوه‌اش خوشه‌خوشه روی هم انباشته است. quran_en_fa In shade long-extended, و سایه‌ای گسترده و پایدار،///و سایه‌ای گسترده و پایدار،///و سایه‌اى دایم،///و سایه‌اى گسترده///و سایه‌اى پایدار.///و سایه‌اى گسترده و پایدار،///و در سایه بلند درختان.///و سایه گسترده‌///و سایه کشیده و گسترده،///و سایه‌ای کشیده‌///و سایه‌ای پایدار (و کشش‌دار). quran_en_fa By water flowing constantly, و آبی ریزان،///و آبی ریزان،///و آبى همواره جارى،///و [کنار] آبشارها///و آبى ریزان.///و آبى ریزان [از آبشارها]،///و در طرف نهر آبهای روان زلال.///و آبی ریزان‌///و در کنار آبشارها،///و آبی ریزان‌///و آبی از بلندایی ریزان. quran_en_fa And fruit in abundance. و میوه‌ای فراوان،///و میوه‌ای فراوان،///و میوه‌اى بسیار،///و میوه‌هاى فراوان///و میوه‌اى فراوان،///و میوه‌اى فراوان،///و میوه‌های بسیار.///و میوه بسیار///و میوه‌های فراوان،///و میوه‌ای فراوان‌///و میوه‌ای فراوان. quran_en_fa Whose season is not limited, nor (supply) forbidden, که پایان نپذیرد و ممنوع نشود،///که پایان نپذیرد و ممنوع نشود،///که نه منقطع مى‌گردد و نه کس را از آن باز دارند.///نه تمام شدنى و نه منع شدنى///نه بریده و نه ممنوع.///که نه تمام مى‌شود و نه کسی را از آن بازمی‌دارند.///که هیچ وقت منقطع نشود و هیچ کس بهشتیان را از آن میوه‌ها منع نکند.///که نه پایان‌پذیر است و نه بازداشته‌///که هرگز قطع و ممنوع نمی‌شود،///نابریده و نه بازداشته‌///نه انقطاع یافته و نه ممنوع. quran_en_fa And on Thrones (of Dignity), raised high. و همسرانی بلند مرتبه،///و همسرانی بلند مرتبه،///و زنانى ارجمند.///و همسرانى بلند [مرتبه‌]///و همخوابگانى بالا بلند.///و همسرانى والا مرتبه،///و فرشهای پربها (یا فراش و زنان زیبا).///و دوشیزگان گرامی‌///و همسرانی بلندمرتبه!///و زنانی افراشته (بلندبالا)///و همخوابگانی بالا بلند در بلنداها (ی تخت‌ها). quran_en_fa We have created (their Companions) of special creation. که ما آنان را با آفرینشی ویژه آفریدیم؛///که ما آنان را با آفرینشی ویژه آفریدیم؛///آن زنان را ما بیافریدیم، آفریدنى.///همانا آن زنان را به آفرینشى نو آفریدیم///ما آنان را پدید آورده‌ایم پدید آوردنى،///که ما آنان را به گونه‌اى ویژه پدید آوردیم.///که آنها را ما در کمال حسن و زیبایی بیافریده‌ایم.///ما ایشان را به ابداع آفریده‌ایم‌///ما آنها را آفرینش نوینی بخشیدیم،///همانا پدید آوردیمشان پدید آوردنی‌///ما بی‌گمان آنان را پدید آورده‌ایم، پدید آوردنی (بس نیکو)! quran_en_fa And made them virgin - pure (and undefiled), - پس آنان را همواره دوشیزه قرار داده‌ایم///پس آنان را همواره دوشیزه قرار داده‌ایم///و دوشیزگان ساختیم.///و آنان را دوشیزه قرار دادیم///و ایشان را دوشیزه گردانیده‌ایم،///پس آنان را دوشیزه قرار دادیم.///و همیشه آن زنان را با کره گردانیده‌ایم.///و دوشیزه‌شان داشته‌ایم‌///و همه را دوشیزه قرار دادیم،///پس گردانیدیمشان شوی‌نادیدگانی‌///پس ایشان را دوشیزه و دست‌‌نخورده قرار دادیم. quran_en_fa Beloved (by nature), equal in age,- عشقورز به شوهران، و هم سن و سال با همسران.///عشقورز به شوهران، و هم سن و سال با همسران.///معشوق همسران خویشند،///عشق ورزان [به همسر] و هم سن و سالند///شوى دوست همسال،///شوهر دوستانی خوش­سخن و هم سن و سال.///و شوهر دوست و با غنج و ناز و جوان و همسالان دلنواز.///همسر دوست و هم سن و سال‌///زنانی که تنها به همسرشان عشق می‌ورزند و خوش زبان و فصیح و هم سن و سالند!///شوهر دوستانی همسالان‌///دارای تمامی زیبایی آشکار زنان؛ همسالان با شوهران. quran_en_fa For the Companions of the Right Hand. [همه این نعمت‌ها] برای سعادتمندان [است.]///[همه این نعمت‌ها] برای سعادتمندان [است.]///براى اصحاب سعادت.///[اینها همه‌] براى اهل سعادت است///براى یاران راست.///براى یاران راست است.///این نعمتهای بهشتی مخصوص اصحاب یمین است.///خاص اصحاب یمین‌///اینها همه برای اصحاب یمین است،///برای یاران راست‌///برای راستان و برکت یافتگان. quran_en_fa A (goodly) number from those of old, گروهی بسیار از پیشینیان،///گروهی بسیار از پیشینیان،///گروهى از پیشینیان،///که بسیارى از امت‌هاى نخستین///که گروهى از پیشینیانند،///که گروهى از پیشینیان خواهند بود،///که جمعی از پیشینیان،///جماعتی بسیار از پیشینیان‌///که گروهی از امتهای نخستینند،///گروهی از پیشینیان‌///گروهی از پیشینیان، quran_en_fa And a (goodly) number from those of later times. و گروهی بسیار از پسینیان،///و گروهی بسیار از پسینیان،///و گروهى که از پى آمده‌اند.///و بسیارى از امت‌هاى متأخرند///و گروهى از متأخران.///و گروهى از امت آخرین [پیامبر].///و جمعی از امت رسول آخر زمان هستند.///و جماعتی بسیار از واپسینان‌///و گروهی از امتهای آخرین!///و گروهی از بازماندگان‌///و گروهی از پسینیان. quran_en_fa The Companions of the Left Hand,- what will be the Companions of the Left Hand? و شقاوتمندان، چه دون پایه‌اند شقاوتمندان!///و شقاوتمندان، چه دون پایه‌اند شقاوتمندان!///اما اصحاب شقاوت، اصحاب شقاوت چه حال دارند؟///و تیره بختان چه تیره بختانى///و یاران چپ؛ کدامند یاران چپ؟///و یاران چپ [که کارنامه‌ی آنان را به دست چپشان می‌دهند]، چه [شوربختند] یاران چپ!///و اما اصحاب شومی و شقاوت (که نامه عملشان به دست چپ است) چقدر روزگارشان سخت است!///و اصحاب شمال، چه حال دارند اصحاب شمال‌///و اصحاب شمال، چه اصحاب شمالی (که نامه اعمالشان به نشانه جرمشان به دست چپ آنها داده می‌شود)!///و یاران چپ چه یاران چپ‌///و چپی‌های نکوهیده. چیست چپی‌های نکوهیده‌؟ quran_en_fa (They will be) in the midst of a Fierce Blast of Fire and in Boiling Water, در میان بادی سوزان و آبی جوشان [قرار دارند،]///در میان بادی سوزان و آبی جوشان [قرار دارند،]///در باد سموم و آب جوشانند.///در [عذاب‌] باد سوزان و آب جوشانند///در [میان‌] باد گرم و آب داغ.///در میان باد سوزان و آب داغ،///آنها در عذاب باد سموم و آب گرم باشند.///در میان آتشباد و آب جوشند///آنها در میان بادهای کشنده و آب سوزان قرار دارند،///در آتش سوراخ‌کننده و آبی جوشان‌///غرق شدگان در سمی فراوان و (مایعی) جوشان. quran_en_fa And in the shades of Black Smoke: و سایه‌ای از دودهای بسیار غلیظ و سیاه،///و سایه‌ای از دودهای بسیار غلیظ و سیاه،///در سایه‌اى از دود سیاه،///و سایه‌اى از دود سیاه///و سایه‌اى از دود تار.///و سایه‌اى از دود غلیظ و سیاهند.///و سایه‌ای از دود آتش دوزخ.///و سایه‌ای از دوده‌///و در سایه دودهای متراکم و آتشزا!///و سایه‌ای از دود سیاه‌///و سایه‌ای از دود تار پر خفقان. quran_en_fa Nothing (will there be) to refresh, nor to please: نه خنک است و نه آرام بخش،///نه خنک است و نه آرام بخش،///نه سرد و نه خوش،///نه خنک است و نه خوش///نه خنک و نه خوش.///که نه خنک است و نه سودبخش.///که نه هرگز سرد شود و نه خوش نسیم گردد.///که نه خنک است و نه خوش‌///سایه‌ای که نه خنک است و نه آرامبخش!///نه خنک و نه گرامی‌///نه خنک و نه ملایم. quran_en_fa For that they were wont to be indulged, before that, in wealth (and luxury), اینان پیش از این از نازپروردگان خود کامه و سرکش بودند،///اینان پیش از این از نازپروردگان خود کامه و سرکش بودند،///اینان پیش از این در ناز و نعمت بودند.///همانا آنان پیش از این خوشگذران [و غافل از آخرت‌] بودند///اینان بودند که پیش از این ناز پروردگان بودند.///البته آنان پیش از این نازپرورده و خوش­گذران و سرکش بودند.///این عذاب آنها را بدین سبب است که از این پیش به ناز و نعمت پرداختند.///ایشان پیش از این نازپرورده بودند///آنها پیش از این (در عالم دنیا) مست و مغرور نعمت بودند،///همانا ایشان بودند پیش از این هوسرانان‌///اینان بودند که همواره پیش از این نازپروردگانی در نعمتی فراوان غرق بوده‌اند. quran_en_fa And persisted obstinately in wickedness supreme! و همواره بر گناهان بزرگ پافشاری داشتند،///و همواره بر گناهان بزرگ پافشاری داشتند،///و بر گناهان بزرگ اصرار مى‌ورزیدند.///و بر گناه بزرگ اصرار مى‌ورزیدند///و بر گناه بزرگ پافشارى مى‌کردند.///و همواره بر گناه بزرگ پافشارى مى‌کردند.///و بر گناه بزرگ (شرک و عناد) لجاجت و اصرار داشتند.///بر گناه بزرگ مداومت می‌کردند///و بر گناهان بزرگ اصرار می‌ورزیدند،///و بودند اصرار می‌ورزیدند بر گناه (یا پیمان‌شکنی) بزرگ‌///و بر گناه بزرگ پیمان‌شکنی پافشاری می‌کرده‌اند؟ quran_en_fa And they used to say, "What! when we die and become dust and bones, shall we then indeed be raised up again?- و پیوسته می‌گفتند: آیا هنگامی که مردیم و خاک و استخوان شدیم، آیا به راستی برانگیخته می‌شویم؟!///و پیوسته می‌گفتند: آیا هنگامی که مردیم و خاک و استخوان شدیم، آیا به راستی برانگیخته می‌شویم؟!///و مى‌گفتند: آیا زمانى که ما مردیم و خاک و استخوان شدیم باز هم ما را زنده مى‌کنند،///و مى‌گفتند: آیا وقتى مردیم و خاک و استخوان شدیم، واقعا ما برانگیخته مى‌شویم///و مى‌گفتند: «آیا چون مردیم و خاک واستخوان شدیم، واقعا [باز] زنده مى‌گردیم؟///و پیوسته مى‌گفتند: «آیا هنگامى که ما مردیم و خاک و استخوان‌هایی [پوسیده] شدیم. آیا ما برانگیخته مى‌شویم؟///و دایم می‌گفتند: آیا ما چون مردیم و خاک و استخوان پوسیده شدیم باز هم ما زنده می‌شویم؟///و می‌گفتند آیا چون مردیم و خاک و استخوانها [ی پوسیده‌] شدیم، آیا برانگیخته خواهیم شد؟///و می‌گفتند: «هنگامی که ما مردیم و خاک و استخوان شدیم، آیا برانگیخته خواهیم شد؟!///و بودند می‌گفتند آیا گاهی که مردیم و شدیم خاکی و استخوانهائی آیا مائیم برانگیختگان‌///و می‌گفته‌اند: «آیا هنگامی (که) مردیم و خاک و استخوان شدیم، آیا همین ما (باز هم) همانا برانگیختگانیم؟» quran_en_fa "(We) and our fathers of old?" و آیا پدران گذشته ما نیز برانگیخته می‌شوند؟!///و آیا پدران گذشته ما نیز برانگیخته می‌شوند؟!///یا نیاکان ما را؟///همچنین نیاکان ما///یا پدران گذشته ما [نیز]؟»///و آیا نیاکان ما [نیز برانگیخته مى‌شوند]؟»///و آیا پدران گذشته ما زنده خواهند شد؟///و همچنین نیاکان ما؟///یا نیاکان نخستین ما (برانگیخته می‌شوند)؟!»///آیا و پدران ما پیشینیان‌///«آیا و پدران نخستینمان (نیز)؟!» quran_en_fa Say: "Yea, those of old and those of later times, بگو: بی تردید همه پیشینیان وهمه پسینیان،///بگو: بی تردید همه پیشینیان وهمه پسینیان،///بگو: همه را، آنان که از پیش بوده‌اند و آنها که از پى‌شان آمده بودند،///بگو: یقینا اولین و آخرین///بگو: «در حقیقت، اولین و آخرین،///بگو: «به راستی پیشینیان و آیندگان،///بگو: البته تمام خلق اولین و آخرین،///بگو که پیشینیان و واپسینان‌///بگو: «اولین و آخرین،///بگو همانا پیشینیان و پسینیان‌///بگو: «بی‌گمان پیشینیان و پسینیان.» quran_en_fa "All will certainly be gathered together for the meeting appointed for a Day well-known. برای وعده گاه روزی معین گرد آورده خواهند شد.///برای وعده گاه روزی معین گرد آورده خواهند شد.///همه در وعده‌گاه آن روز معین خواهند بود.///بى‌تردید جملگى در آن وعده‌گاه روز معلوم گردآورده مى‌شوند///قطعا همه در موعد روزى معلوم گرد آورده شوند.»///حتما برای وعده‌گاه روزی معین، گردآورده خواهند شد.///همه در وعده گاه روز معین محشر گرد آورده می‌شوند.///برای موعد روزی معین گرد آیند///همگی در موعد روز معینی گردآوری می‌شوند،///گردآورده شوند بسوی وعده‌گاه روزی دانسته‌///«به‌راستی همگان در موعد روزی معلوم گردآوری شوندگانند.» quran_en_fa "Then will ye truly,- O ye that go wrong, and treat (Truth) as Falsehood!- آن گاه شما ای گمراهان انکار کننده!///آن گاه شما ای گمراهان انکار کننده!///آنگاه شما اى گمراهان تکذیب‌کننده،///آن‌گاه شما اى گمراهان تکذیب کننده///آنگاه شما اى گمراهان دروغپرداز،///سپس، شما اى گمراهان انکارکننده!///آن گاه شما ای گمراهان منکر (قیامت).///سپس شمایان ای گمراهان دروغ انگار [و اهل انکار]///سپس شما ای گمراهان تکذیب‌کننده!///سپس شما ای گمراهان تکذیب‌کنندگان‌///سپس بی‌گمان شما ای گمراهان و تکذیب‌‌کنندگان! quran_en_fa "Ye will surely taste of the Tree of Zaqqum. قطعا از درختی که از زقوم است [و دارای مایعی جوشان و بسیار بدمزه و بدبوست] خواهید خورد؛///قطعا از درختی که از زقوم است [و دارای مایعی جوشان و بسیار بدمزه و بدبوست] خواهید خورد؛///از درختان زقوم خواهید خورد.///قطعا از درختى که از زقوم است خواهید خورد///قطعا از درختى که از زقوم است خواهید خورد.///حتما از درخت زقوم، خواهید خورد.///از درخت زقوم تلخ دوزخ البته خواهید خورد.///خورندگان از درخت زقومید///قطعا از درخت زقوم می‌خورید،///همانا خورنده‌اید از درختی از زقوم‌///همواره از درختی (که) از زقوم (است) خورندگانید. quran_en_fa "Then will ye fill your insides therewith, و شکم‌ها را از آن پر خواهید کرد،///و شکم‌ها را از آن پر خواهید کرد،///و شکمهاى خود را از آن پر خواهید کرد.///که شکم‌ها از آن پر مى‌کنید///و از آن شکمهایتان را خواهید آکند.///و شکم‌ها را از آن پر خواهید کرد.///تا آنکه شکم را از آن پر می‌سازید.///و شکم انباران از آن‌///و شکمها را از آن پر می‌کنید،///پس آکنده‌اید از آن شکمها را///پس پر کنندگان شکم‌ها (ی‌تان) از آنید. quran_en_fa "And drink Boiling Water on top of it: و روی آن از آب جوشان خواهید نوشید،///و روی آن از آب جوشان خواهید نوشید،///و بر سر آن آب جوشان خواهید نوشید.///و بر سر آن از آب جوشان مى‌نوشید///و روى آن از آب جوش مى‌نوشید؛///و روى آن، از آب جوشان مى‌آشامید.///آن‌گاه همه از آب گرم جهنم بر روی آن می‌آشامند.///و بر آن آب جوش آشامندگانید///و روی آن از آب سوزان می‌نوشید،///پس آشامنده‌اید بر آن از آب جوشان‌///پس روی آن از آن مایه‌ی جوشان نوشندگانید. quran_en_fa "Indeed ye shall drink like diseased camels raging with thirst!" مانند نوشیدن شترانی که به شدت تشنه‌اند؛///مانند نوشیدن شترانی که به شدت تشنه‌اند؛///چنان مى‌نوشید که شتر تشنه آب مى‌نوشد.///پس مى‌نوشید چون نوشیدن اشتران عطش زده/// [مانند] نوشیدن اشتران تشنه.///پس مانند شتران عطش‌زده مى‌نوشید.»///بدان‌سان از عطش، آن آب را می‌نوشید که شتران تشنه آب می‌آشامند.///و مانند نوشیدن شتران عطش زده می‌آشامید///و همچون شتران مبتلا به بیماری عطش، از آن می‌آشامید!///پس نوشنده‌اید نوشیدن اشتران تشنگی‌زده‌///پس نوشندگان، (چونان) نوشیدن اشتران تشنه. quran_en_fa Such will be their entertainment on the Day of Requital! این است پذیرایی از آنان در روز جزا.///این است پذیرایی از آنان در روز جزا.///این است غذایشان در روز جزا.///این است پذیرایى آنان در روز جزا///این است پذیرایى آنان در روز جزا.///این [نخستین] پذیرایى آنان در روز قیامت است.///این است طعام و شراب کافران در روز جزا.///این پیشکش ایشان در روز جزاست‌///این است وسیله پذیرایی از آنها در قیامت!///این است پیشکش ایشان روز دین‌///این است مهمانسرای آنان به روز جزا. quran_en_fa It is We Who have created you: why will ye not witness the Truth? ما شما را آفریدیم، پس چرا [آفرینش دوباره خود را پس از مرگ] باورنمی کنید؟///ما شما را آفریدیم، پس چرا [آفرینش دوباره خود را پس از مرگ] باورنمی کنید؟///ما شما را آفریده‌ایم؛ پس چرا تصدیق نمى‌کنید؟///ما شما را آفریده‌ایم، پس چرا [آفرینش جدید را] تصدیق نمى‌کنید///ماییم که شما را آفریده‌ایم، پس چرا تصدیق نمى‌کنید؟///ما شما را آفریدیم، پس چرا تصدیق نمى‌کنید؟///ما شما را بیافریدیم پس چرا تصدیق نمی‌کنید؟///ما شما را آفریده‌ایم، پس چرا تصدیق نمی‌کنید؟///» ما شما را آفریدیم؛ پس چرا (آفرینش مجدد را) تصدیق نمی‌کنید؟!///ما آفریدیمتان پس چرا تصدیق نمی‌کنید///ما شما را آفریدیم، پس چرا تصدیقمان نمی‌کنید؟ quran_en_fa Do ye then see?- The (human Seed) that ye throw out,- آیا از [حالات و دگرگونی‌های] نطفه‌ای که در رحم می‌ریزید آگاه هستید؟///آیا از [حالات و دگرگونی‌های] نطفه‌ای که در رحم می‌ریزید آگاه هستید؟///آیا آن منى را که برون مى‌ریزید دیده‌اید؟///آیا آنچه را [که به صورت نطفه‌] فرو مى‌ریزید ملاحظه کرده‌اید///آیا آنچه را [که به صورت نطفه‌] فرو مى‌ریزید دیده‌اید؟///آیا آنچه را [به صورت نطفه] فرومى‌ریزید، دیده‌اید؟///آیا ندیدید (و به حقیقت در نیافتید) که نخست شما نطفه‌ای (بی‌قدر و قابلیت) بودید؟///آیا اندیشیده‌اید آنچه [از منی‌] را که [در رحمها] می‌ریزید///آیا از نطفه‌ای که در رحم می‌ریزید آگاهید؟!///آیا دیدید آنچه را می‌ریزید (آب منی)///آیا پس آنچه را (که به صورت نطفه) فرو می‌جهانید دیده‌اید؟ quran_en_fa Is it ye who create it, or are We the Creators? آیا شما آن را [تا انسانی معتدل و آراسته شود] می‌آفرینید یا ما آفریننده‌ایم؟///آیا شما آن را [تا انسانی معتدل و آراسته شود] می‌آفرینید یا ما آفریننده‌ایم؟///آیا شما او را مى‌آفرینید یا ما آفریننده‌ایم؟///آیا شما آن را خلق مى‌کنید یا ما آفریننده‌ایم///آیا شما آن را خلق مى‌کنید یا ما آفریننده‌ایم؟///آیا شما آن را [به صورت انسان] مى‌آفرینید؟ یا ما آفریننده‌ایم؟///آیا شما خود آن نطفه را (به صورت فرزند انسان) می‌آفرینید یا ما آفریننده‌ایم؟///آیا شما آن را آفریده‌اید یا ما آفریننده‌ایم‌///آیا شما آن را (در دوران جنینی) آفرینش (پی در پی) می‌دهید یا ما آفریدگاریم؟!///آیا شما می‌آفریدش یا مائیم آفرینندگان‌///آیا شما آن را می‌آفرینید یا ما آفریننده‌ایم‌؟ quran_en_fa We have decreed Death to be your common lot, and We are not to be frustrated ماییم که مرگ را میان شما مقدر کردیم، و هیچ چیز ما را [در جاری کردن مرگ بر شما] مغلوب نمی‌کند.///ماییم که مرگ را میان شما مقدر کردیم، و هیچ چیز ما را [در جاری کردن مرگ بر شما] مغلوب نمی‌کند.///ما مرگ را بر شما مقدر ساختیم و ناتوان از آن نیستیم که‌///ماییم که میان شما مرگ را مقدر کرده‌ایم و ما ناتوان نیستیم///ماییم که میان شما مرگ را مقدر کرده‌ایم و بر ما سبقت نتوانید جست؛///ماییم که مرگ را در میان شما مقدر کردیم و هرگز کسى بر [قدرت] ما پیشى نگرفته است.///ما مرگ را بر همه شما مقدر ساختیم و هیچ کس بر قدرت ما سبق نتواند برد.///ما در میان شما مرگ را مقدر داشته‌ایم، و ما درمانده نیستیم‌///ما در میان شما مرگ را مقدر ساختیم؛ و هرگز کسی بر ما پیشی نمی‌گیرد!///ما نهادیم میان شما مرگ را و نیستیم پیشی گرفته‌شدگان‌///ماییم که میان شما مرگ را مقدر کرده‌ایم و ما هرگز (درماندگان و) پیشی‌گرفته‌شدگان نیستیم، quran_en_fa from changing your Forms and creating you (again) in (forms) that ye know not. [آری، مرگ را مقدر کردیم] تا امثال شما را جایگزین شما کنیم و شما را به صورتی که نمی‌دانید آفرینشی تازه و جدید بخشیم،///[آری، مرگ را مقدر کردیم] تا امثال شما را جایگزین شما کنیم و شما را به صورتی که نمی‌دانید آفرینشی تازه و جدید بخشیم،///به جاى شما قومى همانند شما بیاوریم و شما را به صورتى که از آن بى‌خبرید از نو بیافرینیم.///بر این که امثالثان را به جاى شما قرار دهیم و شما را در جهان دیگرى که نمى‌دانید آفرینش تازه‌اى بخشیم/// [و مى‌توانیم‌] امثال شما را به جاى شما قرار دهیم و شما را [به صورت‌] آنچه نمى‌دانید پدیدار گردانیم.///تا همانندانتان را جانشین شما کنیم و شما را در جهانى که نمى‌دانید، پدیدار گردانیم.///در اینکه شما را فانی کرده و خلقی دیگر مثل شما بیافرینیم و شما را به صورتی (در جهانی دیگر) که اکنون از آن بی‌خبرید برانگیزیم.///که همانندان شما را جانشین شما گردانیم، و شما را در هیئتی که نمی‌دانید باز آفرینیم‌///تا گروهی را به جای گروه دیگری بیاوریم و شما را در جهانی که نمی‌دانید آفرینش تازه‌ای بخشیم!///و آنکه تبدیل کنیم مانندگان شما را و پدید آوریمتان در آنچه نمی‌دانید///بر اینکه (شما را به) همانندتان تبدیل کنیم و شما را در آنچه نمی‌دانید (دیگر بار) پدیدار سازیم. quran_en_fa And ye certainly know already the first form of creation: why then do ye not celebrate His praises? و به راستی پیدایش نخستین را [که جهان فعلی است] شناختید، پس چرا متذکر [پدید شدن جهان دیگر] نمی‌شوید؟!///و به راستی پیدایش نخستین را [که جهان فعلی است] شناختید، پس چرا متذکر [پدید شدن جهان دیگر] نمی‌شوید؟!///شما از آفرینش نخست آگاهید؛ چرا به یادش نیاورید؟///و همانا شما پیدایش نخستین خود را دانسته‌اید [و زنده شدن دوباره مثل آن است‌]، پس چرا توجه نمى‌کنید///و قطعا پدیدار شدن نخستین خود را شناختید؛ پس چرا سر عبرت گرفتن ندارید؟///شما آفرینش نخستین را دانستید، پس چرا [به آفرینش دوباره] متذکر نمى‌شوید؟///و بی‌شک شما از نشأه اول خود آگاه شدید (که از عدم به وجودتان آوردیم) پس چرا متذکر (عالم آخرت) نمی‌شوید؟///و به راستی نشاه نخستین را شناخته‌اید، پس چرا پند نمی‌گیرید؟///شما عالم نخستین را دانستید؛ چگونه متذکر نمی‌شوید (که جهانی بعد از آن است)؟!///و همانا دانستید پیدایش نخستین را پس چرا یادآور نشوید///و همواره بی‌چون پدیدار شدن نخستین خود را شناختید. پس چرا به شایستگی (آن را) یاد نمی‌کنید؟ quran_en_fa See ye the seed that ye sow in the ground? مرا خبر دهید آنچه را می‌کارید،///مرا خبر دهید آنچه را می‌کارید،///آیا چیزى را که مى‌کارید دیده‌اید؟///آیا آنچه را که مى‌کارید ملاحظه کرده‌اید///آیا آنچه را کشت مى‌کنید، ملاحظه کرده‌اید؟///آیا آنچه را مى‌کارید، دیده‌اید؟///آیا دیدید تخمی را که در زمین می‌کارید؟///آیا اندیشیده‌اید در آنچه می‌کارید؟///آیا هیچ درباره آنچه کشت می‌کنید اندیشیده‌اید؟!///آیا دیدید آنچه را می‌کارید///آیا پس آنچه را کشت می‌کنید، دیده‌اید؟ quran_en_fa Is it ye that cause it to grow, or are We the Cause? آیا شما آن را می‌رویانید، یا ما می‌رویانیم؟///آیا شما آن را می‌رویانید، یا ما می‌رویانیم؟///آیا شما مى‌رویانیدش یا ما رویاننده‌ایم؟///آیا شما آن را مى‌رویانید یا ما رویاننده‌ایم///آیا شما آن را [بى‌یارى ما] زراعت مى‌کنید، یا ماییم که زراعت مى‌کنیم؟///آیا شما آن را مى‌رویانید؟ یا ما رویاننده‌ایم؟///آیا شما آن تخم را می‌رویانید یا ما رویاننده‌ایم؟///آیا شما آن را می‌رویانید یا ما رویاننده‌ایم؟///آیا شما آن را می‌رویانید یا ما می‌رویانیم؟!///آیا شما کشتش کنید یا مائیم کشت آوران‌///آیا شما آن را (بی‌یاری ما) زراعت می‌کنید، یا ماییم که زراعت‌کنندگانیم‌؟ quran_en_fa Were it Our Will, We could crumble it to dry powder, and ye would be left in wonderment, به یقین اگر بخواهیم، آن را ریز ریز کرده و خاشاک می‌کنیم که متأسف و شگفت زده می‌شوید،///به یقین اگر بخواهیم، آن را ریز ریز کرده و خاشاک می‌کنیم که متأسف و شگفت زده می‌شوید،///اگر مى‌خواستیم خاشاکش مى‌ساختیم تا در شگفت بمانید.///اگر مى‌خواستیم قطعا آن را خاشاک مى‌کردیم پس در شگفت مى‌شدید///اگر بخواهیم قطعا خاشاکش مى‌گردانیم، پس در افسوس [و تعجب‌] مى‌افتید.///اگر بخواهیم آن را خار و خاشاک مى‌گردانیم، پس شما از روى تعجب مى‌گویید:///اگر ما بخواهیم کشت و زرع شما را خشک و تباه می‌سازیم تا با حسرت و ندامت به سخنان بیهوده پردازید.///اگر خواهیم آن را خرد و ریز گردانیم و شما حسرت‌زده شوید///هرگاه بخواهیم آن را مبدل به کاه در هم کوبیده می‌کنیم که تعجب کنید!///اگر خواهیم گردانیمش خشک پس بمانید زمزمه‌کنان‌///اگر بخواهیم همواره خاشاکش می‌گردانیم، پس در افسوس (و تعجب) می‌افتید. quran_en_fa (Saying), "We are indeed left with debts (for nothing): [و می‌گویید:] مسلما ما خسارت زده‌ایم،///[و می‌گویید:] مسلما ما خسارت زده‌ایم،///گویند: ما ثروت بر باد دادگانیم؛///[و مى‌گفتید:] واقعا ما زیان دیده‌ایم/// [و مى‌گویید:] «واقعا ما زیان زده‌ایم،///«ما زیان‌دیده‌ایم!///(و گویید) که ما سخت در زیان و غرامت افتادیم.///[و گویید] ما غرامت دیدگانیم‌///(بگونه‌ای که بگویید:) براستی ما زیان کرده‌ایم،///که مائیم زیانکاران‌///(و می‌گویید:) «همانا ما فریب‌خوردگان و زیان‌‌دید‌گانیم.» quran_en_fa "Indeed are we shut out (of the fruits of our labour)" بلکه ناکام و محرومیم///بلکه ناکام و محرومیم///ما بى‌نصیب ماندگانیم.///بلکه ما [به کلى از رزق‌] محروم شده‌ایم///بلکه ما محروم شدگانیم.»///بلکه محروم و بدبختیم!»///بلکه به کلی محروم گردیدیم.///بلکه ما بی‌بهرگانیم‌///بلکه ما بکلی محرومیم!///بلکه مائیم ناکامان‌///«بلکه ما محرومانیم.» quran_en_fa See ye the water which ye drink? به من خبر دهید آبی که می‌نوشید،///به من خبر دهید آبی که می‌نوشید،///آیا آبى را که مى‌نوشید دیده‌اید؟///آیا آبى را که مى‌نوشید دیده‌اید///آیا آبى را که مى‌نوشید دیده‌اید؟///آیا آبى را که مى‌نوشید، دیده‌اید؟///آیا آبی را که شما می‌نوشید متوجهید؟///آیا اندیشیده‌اید به آبی که می‌آشامید؟///آیا به آبی که می‌نوشید اندیشیده‌اید؟!///آیا دیدید آبی را که نوشید///آیا پس آبی را که می‌نوشید دیده‌اید؟ quran_en_fa Do ye bring it down (in rain) from the cloud or do We? آیا شما آن را از ابر باران زا فرود آورده‌اید یا ما فرود آورنده‌ایم؟///آیا شما آن را از ابر باران زا فرود آورده‌اید یا ما فرود آورنده‌ایم؟///آیا شما آن را از ابر فرو مى‌فرستید یا ما فرو فرستنده‌ایم؟///آیا شما آن را از ابر فرو فرستاده‌اید یا ما فرو فرستنده‌ایم///آیا شما آن را از [دل‌] ابر سپید فرود آورده‌اید، یا ما فرودآورنده‌ایم؟///آیا شما آن را از ابر باران‌زا فروآوردید؟ یا ما فروفرستنده‌ایم؟///آیا شما آن آب را از ابر فرو ریختید یا ما نازل ساختیم؟///آیا شما آن را از ابر فرو فرستاده‌اید یا ما فرو فرستنده‌ایم؟///آیا شما آن را از ابر نازل کرده‌اید یا ما نازل می‌کنیم؟!///آیا شما فرودش آوردید از ابر یا مائیم فرودآورندگان‌///آیا شما آن را از (دل) ابر آبستن به آب فرود آوردید، یا ما فرود آورندگانیم‌؟ quran_en_fa Were it Our Will, We could make it salt (and unpalatable): then why do ye not give thanks? اگر بخواهیم آن را تلخ می‌گردانیم، پس چرا سپاس گزاری نمی‌کنید؟///اگر بخواهیم آن را تلخ می‌گردانیم، پس چرا سپاس گزاری نمی‌کنید؟///اگر مى‌خواستیم آن را تلخ مى‌گردانیدیم. پس چرا سپاس نمى‌گویید؟///اگر مى‌خواستیم آن را تلخ مى‌گرداندیم پس چرا شکر نمى‌کنید///اگر بخواهیم آن را تلخ مى‌گردانیم، پس چرا سپاس نمى‌دارید؟///اگر بخواهیم آن را شور و تلخ مى‌گردانیم، پس چرا سپاسگزارى نمى‌کنید؟///اگر می‌خواستیم آن آب را شور و تلخ می‌گردانیدیم، پس چرا شکرگزاری نمی‌کنید؟!///اگر خواهیم آن را شور و تلخ گردانیم پس چرا سپاس نمی‌گزارید؟///هرگاه بخواهیم، این آب گوارا را تلخ و شور قرار می‌دهیم؛ پس چرا شکر نمی‌کنید؟!///اگر می‌خواستیم می‌گردانیدیمش تلخکام پس چرا سپاس نگزارید///اگر بخواهیم آن را تلخ می‌گردانیم. پس چرا سپاس نمی‌دارید؟ quran_en_fa See ye the Fire which ye kindle? به من خبر دهید آتشی که می‌افروزید،///به من خبر دهید آتشی که می‌افروزید،///آیا آن آتشى را که مى‌افروزید دیده‌اید؟///آیا آن آتشى را که بر مى‌افروزید دیده‌اید///آیا آن آتشى را که برمى‌افروزید ملاحظه کرده‌اید؟///آیا آتشى را که مى‌افروزید، دیده‌اید؟///آیا آتشی که روشن می‌کنید می‌نگرید؟///آیا اندیشیده‌اید به آتشی که می‌افروزید؟///آیا درباره آتشی که می‌افروزید فکر کرده‌اید؟!///آیا دیدید آتشی را که افروزید///آیا پس آتشی را که بر می‌افروزید نگریسته‌اید؟ quran_en_fa Is it ye who grow the tree which feeds the fire, or do We grow it? آیا شما درختش را به وجود آورده‌اید یا ما به وجود آوردنده‌ایم؟///آیا شما درختش را به وجود آورده‌اید یا ما به وجود آوردنده‌ایم؟///آیا درختش را شما آفریده‌اید یا ما آفریننده‌ایم؟///آیا درختش را شما پدید آورده‌اید یا ما پدید آورنده‌ایم///آیا شما [چوب‌] درخت آن را پدیدار کرده‌اید، یا ما پدیدآورنده‌ایم؟///آیا درخت آن را شما آفریده‌اید؟ یا ما آفریننده‌ایم؟///آیا شما درخت آن را آفریدید یا ما آفریدیم؟///آیا شما درختش را آفریده‌اید یا ما آفریننده‌ایم؟///آیا شما درخت آن را آفریده‌اید یا ما آفریده‌ایم؟!///آیا شما پدید آوردید درختش را یا مائیم پدیدآرندگان‌///آیا شما درختش را - بی‌سابقه- پدیدار کردید یا ما پدید آورند‌گانیم؟ quran_en_fa We have made it a memorial (of Our handiwork), and an article of comfort and convenience for the denizens of deserts. ما آن را وسیله تذکر و مایه استفاده برای صحرانشینان و بیابانگردان قرار داده‌ایم.///ما آن را وسیله تذکر و مایه استفاده برای صحرانشینان و بیابانگردان قرار داده‌ایم.///ما آن را هشدارى و براى مسافران رهنورد، متاعى ساختیم.///ما آن را یادآورى [براى آتش قیامت‌] و کالایى براى مسافران [و جویندگان آتش‌] قرار داده‌ایم///ما آن را [مایه‌] عبرت و [وسیله‌] استفاده براى بیابانگردان قرار داده‌ایم.///ما آن را مایه‌ی یادآوری [آتش قیامت] و نعمتى براى مسافران قرار داده‌ایم.///ما آن را مایه پند و عبرت و توشه مسافران (کوه و بیابان عالم) گردانیدیم.///ما آن را پندآموزی ساخته‌ایم و توشه‌ای برای رهروان‌///ما آن را وسیله یادآوری (برای همگان) و وسیله زندگی برای مسافران قرار داده‌ایم!///ما گردانیدیمش یادآوری و بهره‌ای برای نیازمندان‌///ما آن را یادواره و برخورداری برای نیازمندان- که نیروی زندگی‌بخش می‌خواهند- قرار دادیم. quran_en_fa Then celebrate with praises the name of thy Lord, the Supreme! پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی.///پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی.///به نام پروردگار بزرگ خود تسبیح گوى.///پس به نام پروردگار بزرگ خود تسبیح گوى///پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوى.///پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوى!///پس (ای رسول) به نام بزرگ خدای خود تسبیح گو.///پس به نام پروردگارت که بزرگ است تسبیح گوی‌///حال که چنین است به نام پروردگار بزرگت تسبیح کن (و او را پاک و منزه بشمار)!///پس تسبیح گوی به نام پروردگار بزرگ خویش‌///پس به نام پروردگار بزرگت (او را) تنزیه کن. quran_en_fa Furthermore I call to witness the setting of the Stars,- پس به جایگاه ستارگان سوگند می‌خورم،///پس به جایگاه ستارگان سوگند می‌خورم،///پس سوگند به غروبگاه ستارگان.///پس سوگند به جایگاه‌هاى ستارگان///نه [چنین است که مى‌پندارید]، سوگند به جایگاه‌هاى [ویژه و فواصل معین‌] ستارگان.///پس سوگند به جایگاه ستارگان!///سوگند به مواقع نزول ستارگان (یا آیات کریمه قرآن).///سوگند می‌خورم به منزلگاههای ستارگان‌///سوگند به جایگاه ستارگان (و محل طلوع و غروب آنها)!///پس سوگند نخورم به فرودگاه‌های ستارگان‌///پس به فرودگاه‌های ستارگان [: دل‌‌های فروزان پیمبران] سوگند نمی‌خورم. quran_en_fa And that is indeed a mighty adjuration if ye but knew,- و اگر بدانید بی تردید این سوگندی بس بزرگ است.///و اگر بدانید بی تردید این سوگندی بس بزرگ است.///و این سوگندى است -اگر بدانید- بزرگ.///و البته اگر مى‌دانستید، این سوگندى بزرگ است///اگر بدانید، آن سوگندى سخت بزرگ است!///و اگر بدانید، این سوگندى است بزرگ.///و این سوگند اگر بدانید بسی سوگند بزرگی است.///و آن اگر بدانید سوگندی عظیم است‌///و این سوگندی است بسیار بزرگ، اگر بدانید!///و همانا آن است سوگندی اگر بدانید گران‌///و اگر بدانید، آن سوگندی سخت بزرگ است! quran_en_fa That this is indeed a qur'an Most Honourable, که یقینا این قرآن، قرآنی است ارجمند و باارزش؛///که یقینا این قرآن، قرآنی است ارجمند و باارزش؛///هر آینه، این قرآنى است گرامى‌قدر،///قطعا این قرآنى کریم است///که این [پیام‌] قطعا قرآنى است ارجمند،///همانا آن، قرآن کریم است.///که این قرآن کتابی بسیار بزرگوار و سودمند و گرامی است.///آن قرآنی کریم است‌///که آن، قرآن کریمی است،///همانا آن است قرآنی گرامی‌///همانا این (پیام وحیانی) همواره قرآنی دارای برکاتی همگانی است. quran_en_fa In Book well-guarded, [که] در کتابی مصون از هر گونه تحریف و دگرگونی [به نام لوح محفوظ جای دارد.]///[که] در کتابی مصون از هر گونه تحریف و دگرگونی [به نام لوح محفوظ جای دارد.]///در کتابى مکنون.///که در کتابى مستور [لوحى محفوظ] جاى دارد///در کتابى نهفته،///که در کتابی پوشیده و پنهان جاى دارد.///که در لوح محفوظ سر حق مقام دارد.///در کتابی نهفته‌///که در کتاب محفوظی جای دارد،///در نامه‌ای پوشیده‌///در کتابی (از دستبرد) نگهبانی شده. quran_en_fa Which none shall touch but those who are clean: جز پاک شدگان [از هر نوع آلودگی] به [حقایق و اسرار و لطایف] آن دسترسی ندارند.///جز پاک شدگان [از هر نوع آلودگی] به [حقایق و اسرار و لطایف] آن دسترسی ندارند.///که جز پاکان دست بر آن نزنند.///که جز پاکان بر آن دست نیازند///که جز پاک‌شدگان بر آن دست ندارند،///جز پاک‌شدگان [از هر نوع آلودگى، دیگران] به [معارف] آن دسترسى ندارند.///که جز دست پاکان (و فهم خاصان) بدان نرسد.///جز پاکیزگان به آن دسترس ندارند///و جز پاکان نمی‌توانند به آن دست زنند [= دست یابند].///دست بدان نسایند جز پاک‌شدگان‌///که جز پاک‌شدگان بدان دست نیازند. quran_en_fa A Revelation from the Lord of the Worlds. نازل شده از سوی پروردگار جهانیان است.///نازل شده از سوی پروردگار جهانیان است.///نازل شده از جانب پروردگار جهانیان است.///نازل شده‌اى از جانب پروردگار جهانیان است///وحیى است از جانب پروردگار جهانیان.///فرود آمده از سوى پروردگار جهانیان است.///تنزیلی از پروردگار عالم است.///فرو فرستاده‌ای از سوی پروردگار جهانیان است‌///آن از سوی پروردگار عالمیان نازل شده؛///فرستادنی از پروردگار جهانیان‌///فرود آمده‌ای است تدریجی از جانب پروردگار جهانیان. quran_en_fa Is it such a Message that ye would hold in light esteem? آیا شما نسبت به این گفتار سهل انگاری می‌کنید [و آن را قابل اعتنا نمی‌دانید؟!]///آیا شما نسبت به این گفتار سهل انگاری می‌کنید [و آن را قابل اعتنا نمی‌دانید؟!]///آیا این سخن را دروغ مى‌انگارید؟///پس آیا شما این سخن را سبک مى‌گیرید///آیا شما این سخن را سبک [و سست‌] مى‌گیرید؟///پس آیا این سخن [الهى] را سرسرى مى‌گیرید؟///آیا با این سخن (آسمانی) باز انکار و نفاق می‌ورزید؟///آیا شما در کار این سخن سستی می‌ورزید؟///آیا این سخن را [= این قرآن را با اوصافی که گفته شد] سست و کوچک می‌شمرید،///پس آیا بدین داستان شمائید چاپلوسان‌///آیا شما این گفتار نوین را سبک‌گیرندگانید؟ quran_en_fa And have ye made it your livelihood that ye should declare it false? و فقط نصیب خود را این قرار می‌دهید که آن را انکار کنید؟!///و فقط نصیب خود را این قرار می‌دهید که آن را انکار کنید؟!///و نصیب خود را در دروغ انگاشتن آن قرار مى‌دهید؟///و نصیب خود را این قرار مى‌دهید که آن را تکذیب کنید///و تنها نصیب خود را در تکذیب [آن‌] قرار مى‌دهید؟///و [نصیب و] روزی خود را تکذیب آن قرار مى‌دهید؟///و بهره خود را تکذیب آن قرار می‌دهید؟///و سپاس روزیتان را چنان کرده‌اید که [آن را] انکار می‌کنید///و به جای شکر روزیهایی که به شما داده شده آن را تکذیب می‌کنید؟!///و قرار دهید روزی خود را که تکذیب کنید///و تنها نصیب خودتان را همواره در تکذیب (آن) قرار می‌دهید؟ quran_en_fa Then why do ye not (intervene) when (the soul of the dying man) reaches the throat,- پس چرا هنگامی که روح به گلوگاه می‌رسد،///پس چرا هنگامی که روح به گلوگاه می‌رسد،///پس چرا آنگاه که جان به گلوگاه رسد،///پس چرا وقتى که [جان‌] به گلوگاه مى‌رسد///پس چرا آنگاه که [جان شما] به گلو مى‌رسد،///پس چرا آن‌گاه که [جان] به گلوگاه مى‌رسد،///پس چرا هنگامی که جان کسی به گلو رسد.///پس چرا چون جان به گلوگاه رسد///پس چرا هنگامی که جان به گلوگاه می‌رسد (توانایی بازگرداندن آن را ندارید)؟!///پس چرا گاهی که رسد به گلوگاه‌///پس چرا نه، آن‌گاه که (جانتان) به گلویتان رسد. quran_en_fa And ye the while (sit) looking on,- و شما در آن وقت نظاره‌گر هستید [و هیچ کاری از شما ساخته نیست!]///و شما در آن وقت نظاره‌گر هستید [و هیچ کاری از شما ساخته نیست!]///و شما در این هنگام مى‌نگرید، تکذیب نمى‌کنید؟///و شما در آن هنگام [تنها] نظاره گرید///و در آن هنگام خود نظاره گرید -///و شما در آن هنگام مى‌نگرید [و هیچ کارى از شما ساخته نیست]!///و شما وقت مرگ (بر بالین آن مرده حاضرید و او را) می‌نگرید.///و شما در آن هنگام نظاره‌گرید///و شما در این حال نظاره می‌کنید (و کاری از دستتان ساخته نیست)؛///و شمائید آن هنگام نگرانان‌///و حال آنکه- در این هنگام- خود نظاره‌گرید. quran_en_fa But We are nearer to him than ye, and yet see not,- و ما به او از شما نزدیک تریم، ولی نمی‌بینید.///و ما به او از شما نزدیک تریم، ولی نمی‌بینید.///ما از شما به او نزدیک‌تریم ولى شما نمى‌بینید.///و ما به آن [محتضر] از شما نزدیک‌تریم و لیکن شما نمى‌بینید///و ما به آن [محتضر] از شما نزدیکتریم ولى نمى‌بینید-///و ما از شما به آن [محتضر] نزدیک‌تریم؛ ولى نمى‌بینید.///و ما به او از شما نزدیکتریم لیکن شما بصیرت ندارید.///و ما به آن [جان شما] از شما نزدیکتریم ولی شما به چشم بصیرت نمی‌نگرید///و ما از شما به او نزدیکتریم ولی نمی‌بینید!///و مائیم نزدیکتر بدو از شما و لیکن نبینید///و ما به آن (محتضر) از شما نزدیکتریم ولی نمی‌بینید. quran_en_fa Then why do ye not,- If you are exempt from (future) account,- [آری] پس چرا اگر شما پاداش داده نمی‌شوید [و به گمان خود قیامتی در کار نیست و شما را قدرتی بزرگ و فراتر است؟]///[آری] پس چرا اگر شما پاداش داده نمی‌شوید [و به گمان خود قیامتی در کار نیست و شما را قدرتی بزرگ و فراتر است؟]///اگر قیامت را باور ندارید،///پس اگر شما مجازات شدنى نیستید [و معادى در کار نیست‌]///پس چرا، اگر شما بى‌جزا مى‌مانید [و حساب و کتابى در کار نیست‌]،///پس اگر شما [در برابر کردارتان] کیفر‌شدنى نیستید،///پس چرا اگر حیات به دست شما و طبیعت است و شما را آفریننده‌ای نیست.///پس چرا اگر شما جزا دادنی نیستید///اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی‌شوید،///پس چرا اگر هستید شما ناکیفرشدگان‌///پس چرا، نه اگر شما جزا نایافتگانید (و حساب و کتابی در کار نیست)، quran_en_fa Call back the soul, if ye are true (in the claim of independence)? آن [روح به گلوگاه رسیده] را [به بدن محتضر] برنمی گردانید، اگر [در ادعای خود] راستگویید؟///آن [روح به گلوگاه رسیده] را [به بدن محتضر] برنمی گردانید، اگر [در ادعای خود] راستگویید؟///اگر راست مى‌گویید، بازش گردانید.///چرا او را بر نمى‌گردانید اگر راست مى‌گویید///اگر راست مى‌گویید، [روح‌] را برنمى‌گردانید؟///اگر راست مى‌گویید، چرا آن جان را [به محتضر] برنمى‌گردانید؟///روح را دوباره به بدن مرده باز نمی‌گردانید اگر راست می‌گویید؟///اگر راست می‌گویید چرا آن را باز نمی‌گردانید؟///پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید!///بازش گردانید اگر هستید راستگویان‌///چرا اگر راست می‌گویید، روح را بر نمی‌گردانید؟ quran_en_fa Thus, then, if he be of those Nearest to Allah, پس اگر [جان به گلو رسیده] از مقربان باشد،///پس اگر [جان به گلو رسیده] از مقربان باشد،///اما اگر از مقربان باشد،///و اما اگر [محتضر] از مقربان باشد///و اما اگر [او] از مقربان باشد،///پس اگر او از مقربان باشد،///پس (بدانید آن که بمیرد) اگر از مقربان درگاه خداست.///سپس آنگاه اگر از مقربان باشد///پس اگر او از مقربان باشد،///پس اگر بود از مقربان‌///پس اما اگر او از مقربان باشد، quran_en_fa (There is for him) Rest and Satisfaction, and a Garden of Delights. [در] راحت و آسایش و بهشت پرنعمت [خواهد بود.]///[در] راحت و آسایش و بهشت پرنعمت [خواهد بود.]///براى اوست آسایش و روزى و بهشت پرنعمت.///آسایش و راحتى و بهشت پرنعمت [براى او] است/// [در] آسایش و راحت و بهشت پر نعمت [خواهد بود].///آسایش و رفاه و بهشت پر نعمت، براى او خواهد بود.///آنجا در آسایش و نعمت و بهشت ابدی است.///رهایش و گشایش است و بهشت پرناز و نعمت‌///در روح و ریحان و بهشت پرنعمت است!///پس آرامشی و روزیی و بهشت نعمت‌///در نتیجه (در) آسایش و راحت و بهشت پرنعمت (است). quran_en_fa And if he be of the Companions of the Right Hand, و اگر از سعادتمندان باشد،///و اگر از سعادتمندان باشد،///و اما اگر از اصحاب سعادت باشد:///و اما اگر از اهل سعادت باشد///و اما اگر از یاران راست باشد،///و اما اگر از یاران راست باشد،///و اگر از اصحاب یمین است.///و اما اگر از اصحاب یمین باشد///اما اگر از اصحاب یمین باشد،///و اما اگر بود از یاران راست‌///و اما اگر از راستان و برکت‌یافتگان باشد؛ quran_en_fa (For him is the salutation), "Peace be unto thee", from the Companions of the Right Hand. [به او گفته می‌شود:] از سوی سعادتمندان بر تو سلام باد.///[به او گفته می‌شود:] از سوی سعادتمندان بر تو سلام باد.///پس تو را از اصحاب سعادت سلام است.///پس [به او گفته شود:] تو را از جانب اهل سعادت سلامى است///از یاران راست بر تو سلام باد.///[به او گفته مى‌شود:] «از سوی یاران راست، به تو سلام باد!»///پس (وی را بشارت دهید که) تو را (از هر رنج و درد و الم) ایمنی و سلامت است.///پس سلام بر تو باد از اصحاب یمین‌///(به او گفته می‌شود:) سلام بر تو از سوی دوستانت که از اصحاب یمینند!///پس سلامی تو را از یاران راست‌///پس، از این راستان برایت سلامی است. quran_en_fa And if he be of those who treat (Truth) as Falsehood, who go wrong, و اما اگر از انکار کنندگان [حقایق و] گمراه باشد،///و اما اگر از انکار کنندگان [حقایق و] گمراه باشد،///و اما اگر از تکذیب‌کنندگان گمراه باشد،///و اما اگر از تکذیب کنندگان گمراه باشد///و اما اگر از دروغزنان گمراه است،///و اما اگر از تکذیب‌کنندگان گمراه باشد،///و اما اگر از منکران و گمراهان است.///و اما اگر از منکران گمراه باشد///اما اگر او از تکذیب‌کنندگان گمراه باشد،///و اما اگر بود از تکذیب‌کنندگان گمراهان‌///و اما اگر از تکذیب‌کنندگان گمراه بوده است، quran_en_fa For him is Entertainment with Boiling Water. پذیرایی از او با آب جوشان است،///پذیرایی از او با آب جوشان است،///به آب جوشان مهمانش کنند،///پس [وى را] ضیافتى از آب جوشان///پس با آبى جوشان پذیرایى خواهد شد،///با آبى جوشان پذیرایى مى‌شود.///نصیبش حمیم جهنم است.///پیشکش [او] از آب‌جوشان است‌///با آب جوشان دوزخ از او پذیرایی می‌شوید!///پس پیشکشی از آب جوشان‌///پس (برایشان) مهمانخانه‌ای از مایعی جوشان است؛ quran_en_fa And burning in Hell-Fire. و وارد شدن به دوزخ است.///و وارد شدن به دوزخ است.///و به دوزخش درآورند.///و به دوزخ در آوردن است///و [فرجامش‌] درافتادن به جهنم است.///و ورود به دوزخ [جزاى اوست].///و جایگاهش آتش دوزخ است.///و ورود به جهنم‌///و سرنوشت او ورود در آتش جهنم است،///و چشیدن دوزخ‌///و (نیز) افروختن آتشی فروزان. quran_en_fa Verily, this is the Very Truth and Certainly. [آنچه درباره این سه طایفه بیان شد،] بی تردید این است همان حق یقینی.///[آنچه درباره این سه طایفه بیان شد،] بی تردید این است همان حق یقینی.///این سخن سخنى راست و یقین است.///بى‌تردید، این همان حقیقت یقینى است///این است همان حقیقت راست [و] یقین.///همانا این [مطلب]، حق و یقینى است.///این (وعد و وعید) البته یقین و حق و حقیقت است.///این همانا حق‌الیقین است‌///این مطلب حق و یقین است!///همانا این است حق یقین‌///به‌راستی این همان حق‌الیقین است. quran_en_fa So celebrate with praises the name of thy Lord, the Supreme. پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی.///پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی.///پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوى.///پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوى///پس به نام پروردگار بزرگ خود تسبیح گوى.///پس به نام پروردگار بزرگوارت تسبیح گوی!///پس به نام بزرگ خدای خود تسبیح گوی.///پس به نام پروردگارت که بزرگ است، تسبیح بگوی‌///پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح کن (و او را منزه بشمار)!///پس تسبیح گوی به نام پروردگار بزرگ خویش‌///پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی. quran_en_fa Whatever is in the heavens and on earth,- let it declare the Praises and Glory of Allah: for He is the Exalted in Might, the Wise. آنچه در آسمان‌ها و زمین است، خدا را [به پاک بودن از هر عیب و نقصی] می‌ستایند، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///آنچه در آسمان‌ها و زمین است، خدا را [به پاک بودن از هر عیب و نقصی] می‌ستایند، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///خداوند را تسبیح مى‌گویند، هر چه در آسمانها و زمین است، و او پیروزمند و حکیم است.///آنچه در آسمان‌ها و زمین است خدا را به پاکى مى‌ستایند و او مقتدر حکیم است///آنچه در آسمانها و زمین است، خدا را به پاکى مى‌ستایند، و اوست ارجمند حکیم.///آنچه در آسمان‌ها و زمین است، براى خداوند تسبیح می‌گوید و اوست عزیز حکیم.///هر چه در آسمانها و زمین است همه به تسبیح و ستایش یکتا خدایی که مقتدر و حکیم است مشغولند.///آنچه در آسمانها و زمین است، خداوند را تسبیح می‌گوید، و اوست پیروزمند فرزانه‌///آنچه در آسمانها و زمین است برای خدا تسبیح می‌گویند؛ و او عزیز و حکیم است.///تسبیح گوید برای خدا آنچه در آسمانها و زمین است و او است عزتمند حکیم‌///آنچه در آسمان‌ها و زمین است، خدا را به پاکی ستوده‌اند و اوست عزیز حکیم. quran_en_fa To Him belongs the dominion of the heavens and the earth: It is He Who gives Life and Death; and He has Power over all things. مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره اوست، زنده می‌کند و می‌میراند، و او بر هر کاری تواناست.///مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره اوست، زنده می‌کند و می‌میراند، و او بر هر کاری تواناست.///فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست. زنده مى‌کند و مى‌میراند و بر هر چیز تواناست.///فرمانروایى آسمان‌ها و زمین از آن اوست، زنده مى‌کند و مى‌میراند و او بر هر چیزى تواناست///فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست: زنده مى‌کند و مى‌میراند، و او بر هر چیزى تواناست.///فرمانروایی آسمان‌ها و زمین براى اوست. زنده مى‌کند و مى‌میراند و او بر هر کارى تواناست.///آن خدایی که فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست، او زنده می‌گرداند و باز می‌میراند و اوست که بر همه چیز تواناست.///او راست فرمانروایی آسمانها و زمین، که زنده می‌دارد و می‌میراند، و او بر هر کاری تواناست‌///مالکیت (و حاکمیت) آسمانها و زمین از آن اوست؛ زنده می‌کند و می‌میراند؛ و او بر هر چیز توانا است!///وی را است پادشاهی آسمانها و زمین زنده کند و بمیراند و او است بر همه چیز توانا///فرماندهی آسمان و زمین تنها از اوست، و او بر هر چیزی بسی تواناست. quran_en_fa He is the First and the Last, the Evident and the Immanent: and He has full knowledge of all things. اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به همه چیز داناست.///اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به همه چیز داناست.///اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به هر چیزى داناست.///اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به هر چیزى داناست///اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به هر چیزى داناست.///اوست آغاز و انجام و آشکار و نهان و او به هر چیزى داناست.///اول و آخر هستی و پیدا و پنهان وجود همه اوست و او به همه امور عالم داناست.///اوست اول و آخر و ظاهر و باطن و او به همه چیز داناست‌///اول و آخر و پیدا و پنهان اوست؛ و او به هر چیز داناست.///او است آغاز و انجام و پیدا و نهان و او است به همه چیز دانا///اوست اول و آخر و ظاهر و باطن و او به هر چیزی بسی داناست. quran_en_fa He it is Who created the heavens and the earth in Six Days, and is moreover firmly established on the Throne (of Authority). He knows what enters within the earth and what comes forth out of it, what comes down from heaven and what mounts up to it. And He is with you wheresoever ye may be. And Allah sees well all that ye do. اوست که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید، سپس بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد. آنچه در زمین فرو می‌رود و آنچه از آن بیرون می‌آید و آنچه از آسمان نازل می‌شود، و آنچه در آن بالا می‌رود می‌داند. و او با شماست هرجا که باشید، و خدا به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///اوست که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید، سپس بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد. آنچه در زمین فرو می‌رود و آنچه از آن بیرون می‌آید و آنچه از آسمان نازل می‌شود، و آنچه در آن بالا می‌رود می‌داند. و او با شماست هرجا که باشید، و خدا به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///اوست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید. سپس به عرش پرداخت. هر چه را در زمین فرو رود و هر چه را از زمین بیرون آید و هر چه را از آسمان فرو آید و هر چه را در آسمان بالا رود، مى‌داند. و هر جا که باشید همراه شماست و به هر کارى که مى‌کنید بیناست.///او کسى است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید، سپس [براى تدبیر جهان‌] به عرش پرداخت. آنچه در زمین فرو رود و آنچه از آن بیرون آید و آنچه از آسمان فرود آید و آنچه در آن بالا رود [همه‌] را مى‌داند، و هر کجا باشید او با شماست، و خدا به آنچه مى‌کنید بین///اوست آن کس که آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید؛ آنگاه بر عرش استیلا یافت. آنچه در زمین درآید و آنچه از آن برآید و آنچه در آن بالارود [همه را] مى‌داند. و هر کجا باشید او با شماست، و خدا به هر چه مى‌کنید بیناست.///او کسى است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز [و دوران] آفرید، سپس بر عرش [قدرت] قرار گرفت. [و به تدبیر جهان پرداخت.] آنچه در زمین فرومى‌رود و آنچه از آن بیرون مى‌آید و آنچه از آسمان فرود مى‌آید و آنچه در آن بالا مى‌رود، [همه را] مى‌داند و هر جا باشید، او با شماست و خدا به آنچه مى‌کنید، بیناست.///اوست خدایی که آسمانها و زمین را در شش روز (و شش مرتبه کلی ظهور وجود) بیافرید آن‌گاه بر عرش (تدبیر عالم) قرار گرفت، او هر چه در زمین فرو رود و هر چه از آن برآید و آنچه از آسمان نازل شود و آنچه به آن بالا رود همه را می‌داند و هر کجا باشید او با شماست و خدا به هر چه کنید بیناست.///اوست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید و سپس بر عرش استیلاء یافت، می‌داند که چه چیزی وارد زمین می‌شود و چه چیزی از آن بیرون می‌رود، و آنچه از آسمان فرو می‌آید و آنچه به آن فرا می‌رود، و او هرجا که باشید با شماست، و خداوند به آنچه می‌کنید بیناست‌///او کسی است که آسمانها و زمین را در شش روز [= شش دوران‌] آفرید؛ سپس بر تخت قدرت قرار گرفت (و به تدبیر جهان پرداخت)؛ آنچه را در زمین فرو می‌رود می‌داند، و آنچه را از آن خارج می‌شود و آنچه از آسمان نازل می‌گردد و آنچه به آسمان بالا می‌رود؛ و هر جا باشید او با شما است، و خداوند نسبت به آنچه انجام می‌دهید بیناست!///او است آنکه آفرید آسمانها و زمین را در شش روز سپس استوار شد بر عرش داند آنچه را فرو رود در زمین و آنچه برون آید از آن و آنچه فرود آید از آسمان و آنچه بالا رود در آن و او با شما است هر جا باشید و خدا است بدانچه می‌کنید بینا///اوست کسی که آسمان‌ها و زمین را در شش روز [: زمان] آفرید. سپس بر عرش (ربوبیت) چیره شد، در حالی‌که آنچه در زمین فرو رود و آنچه از آن برآید و آنچه از آسمان فرود آید و آنچه در آن بالا رود (همه را) می‌داند. و هر کجا بودید او با شماست و خدا به هر چه می‌کنید بسیار بیناست. quran_en_fa To Him belongs the dominion of the heavens and the earth: and all affairs are referred back to Allah. مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره اوست، و همه امور به خدا باز گردانده می‌شود.///مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین فقط در سیطره اوست، و همه امور به خدا باز گردانده می‌شود.///فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست، و همه کارها به خدا بازمى‌گردد.///فرمانروایى آسمان‌ها و زمین از آن اوست، و کارها به سوى خدا بازگردانده مى‌شود///فرمانروایى [مطلق‌] آسمانها و زمین از آن اوست، و [جمله‌] کارها به سوى خدا بازگردانیده مى‌شود.///فرمانروایى آسمان‌ها و زمین از آن اوست و همه‌ی کارها به او بازمى‌گردد.///آسمانها و زمین همه ملک اوست و رجوع تمام امور عالم به سوی خداست.///فرمانروایی آسمانها و زمین او راست، و کارها به خداوند باز گردانده شود///مالکیت آسمانها و زمین از آن اوست؛ و همه کارها به سوی او بازمی‌گردد.///او را است پادشاهی آسمانها و زمین و بسوی خدا بازگردانیده شوند کارها///فرمانروایی (مطلق) آسمان‌ها و زمین تنها از اوست و همه‌ی چیزها تنها سوی خدا بازگردانیده می‌شوند. quran_en_fa He merges Night into Day, and He merges Day into Night; and He has full knowledge of the secrets of (all) hearts. شب را در روز در می‌آورد و روز را در شب در می‌آورد، و او به نیات و اسرار سینه‌ها داناست.///شب را در روز در می‌آورد و روز را در شب در می‌آورد، و او به نیات و اسرار سینه‌ها داناست.///از شب مى‌کاهد و به روز مى‌افزاید و از روز مى‌کاهد و به شب مى‌افزاید. و به هر چه در دلها مى‌گذرد آگاه است.///شب را در روز فرو مى‌برد [و روز بلند مى‌شود] و روز را در شب فرو مى‌برد [و شب بلند مى‌گردد]، و او به راز سینه‌ها داناست///شب را در روز درمى‌آورد و روز را [نیز] در شب درمى‌آورد، و او به راز دلها داناست.///از شب مى‌کاهد و به روز مى‌افزاید و از روز مى‌کاهد و به شب مى‌افزاید و او به [انگیزه‌ها و] راز دل‌ها داناست.///شب را در (پرده زرین) روز نهان کند و روز را در (خیمه سیاه) شب پنهان سازد و به اسرار دلهای خلق هم او آگاه است.///از شب می‌کاهد و بر روز می‌افزاید و از روز می‌کاهد و بر شب می‌افزاید و او به راز دلها داناست‌///شب را در روز می‌کند و روز را در شب؛ و او به آنچه در دل سینه‌ها وجود دارد داناست.///فروبرد شب را در روز و فروبرد روز را در شب و او دانا است بدانچه در سینه‌ها است‌///شب را در روز می‌آورد و روز را در شب می‌آورد. و او به (راز) ذاتی سینه‌ها بسی داناست. quran_en_fa Believe in Allah and His messenger, and spend (in charity) out of the (substance) whereof He has made you heirs. For, those of you who believe and spend (in charity),- for them is a great Reward. به خدا و پیامبرش ایمان آورید، و از اموالی که خدا شما را در آن جانشین خود قرار داده، انفاق کنید؛ پس برای کسانی از شما که ایمان آورده و انفاق کرده‌اند، پاداش بزرگی خواهد بود.///به خدا و پیامبرش ایمان آورید، و از اموالی که خدا شما را در آن جانشین خود قرار داده، انفاق کنید؛ پس برای کسانی از شما که ایمان آورده و انفاق کرده‌اند، پاداش بزرگی خواهد بود.///به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید و از آن مال که به وراثت به شما رسانده است انفاق کنید. از میان شما هر که را ایمان آورده و انفاق کرده، مزدى فراوانش دهند.///به خدا و پیامبر او ایمان آورید و از اموالى که شما را در آن جانشین [خود] قرار داده انفاق کنید پس کسانى از شما که ایمان آوردند و انفاق کردند برایشان پاداش بزرگى است///به خدا و پیامبر او ایمان آورید، و از آنچه شما را در [استفاده از] آن، جانشین [دیگران‌] کرده، انفاق کنید. پس کسانى از شما که ایمان آورده و انفاق کرده باشند، پاداش بزرگى خواهند داشت.///به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید و از آنچه شما را در آن جانشین [گذشتگان‌] قرار داد، انفاق کنید. پس کسانى از شما که ایمان آورند و انفاق کنند، پاداشى بزرگ دارند.///(الا ای بندگان) به خدا و رسول او ایمان آرید و از آنچه شما را در آن وارث گذشتگان گردانید (به راه خدا) انفاق کنید، پس بر آنان که از شما ایمان آوردند و انفاق کردند پاداش بزرگ (بهشت ابد) خواهد بود.///به خداوند و پیامبر او ایمان بیاورید و از آنچه شما را در آن جانشین ساخته است انفاق کنید، آری کسانی از شما که ایمان آورده و انفاق کنند پاداش بزرگی دارند///به خدا و رسولش ایمان بیاورید و از آنچه شما را جانشین و نماینده (خود) در آن قرار داده انفاق کنید؛ (زیرا) کسانی که از شما ایمان بیاورند و انفاق کنند، اجر بزرگی دارند!///ایمان آرید به خدا و پیمبرش و ببخشید از آنچه گردانید شما را جانشینان در آن پس آنان که ایمان آوردند از شما و بخشایش کردند ایشان را است مزدی بزرگ‌///به خدا و پیامبرش ایمان آورید و از آنچه شما را در (استفاده از) آن، جانشین (دیگران) کرده، انفاق کنید. پس کسانی از شما که ایمان آورده و انفاق کردند، پاداشی بزرگ برایشان (مقرر) است. quran_en_fa What cause have ye why ye should not believe in Allah?- and the Messenger invites you to believe in your Lord, and has indeed taken your Covenant, if ye are men of Faith. و شما را چه شده که به خدا ایمان نمی‌آورید؟ در حالی که پیامبر، شما را دعوت می‌کند تا به پروردگارتان ایمان آورید، و بی تردید خدا [از طریق عقل و فطرت بر ایمان آوردنتان] پیمان گرفته است، اگر باور دارید.///و شما را چه شده که به خدا ایمان نمی‌آورید؟ در حالی که پیامبر، شما را دعوت می‌کند تا به پروردگارتان ایمان آورید، و بی تردید خدا [از طریق عقل و فطرت بر ایمان آوردنتان] پیمان گرفته است، اگر باور دارید.///چیست شما را که به خدا ایمان نمى‌آورید و حال آنکه پیامبر شما را دعوت مى‌کند که به پروردگارتان ایمان بیاورید، و اگر باور دارید از شما پیمان گرفته است؟///و شما را چه شده است که به خدا ایمان نمى‌آورید و حال آن که پیامبر، شما را دعوت مى‌کند تا به پروردگارتان ایمان آورید؟ در حالى که [خدا] از شما پیمان گرفته است، اگر مؤمن هستید///و شما را چه شده که به خدا ایمان نمى‌آورید و [حال آنکه‌] پیامبر [خدا] شما را دعوت مى‌کند تا به پروردگارتان ایمان آورید، و اگر مؤمن باشید، بى‌شک [خدا] از شما پیمان گرفته است.///و چرا به خدا ایمان نمی‌آورید؟ در حالى که پیامبر، شما را فرامى‌خواند تا به پروردگارتان ایمان بیاورید و به راستى خداوند از شما [از راه عقل و فطرت،] پیمان گرفته است، اگر باور دارید.///و برای چه شما به خدا ایمان نیاورید در صورتی که رسول حق شما را (به آیات و معجزات) به راه ایمان به پروردگارتان دعوت می‌کند و خدا هم (در فطرت و عقل) از شما پیمان ایمان گرفته است اگر (قابلیت) ایمان دارید.///و شما را چه می‌شود که به خداوند ایمان نمی‌آورید، حال آنکه پیامبر شما را دعوت می‌کند که به پروردگارتان ایمان آورید، و به راستی اگر ایمان داشته باشید از شما پیمانتان را گرفته است‌///چرا به خدا ایمان نیاورید در حالی که رسول (او) شما را می‌خواند که به پروردگارتان ایمان بیاورید، و از شما پیمان گرفته است (پیمانی از طریق فطرت و خرد)، اگر آماده ایمان‌آوردنید.///و چه شود شما را ایمان نیارید به خدا و پیمبر همی خواندتان تا ایمان آرید به پروردگار خویش و همانا بگرفت پیمان شما را اگر هستید مؤمنان‌///و شما را چیست (که) به خدا ایمان نمی‌آورید و حال آنکه پیامبر (خدا) شما را دعوت می‌کند تا به پروردگارتان ایمان آورید و اگر مؤمن بوده‌اید، و خدا بی‌گمان از شما پیمان گرفته است. quran_en_fa He is the One Who sends to His Servant Manifest Signs, that He may lead you from the depths of Darkness into the Light and verily Allah is to you most kind and Merciful. اوست که بر بنده‌اش آیات روشنی نازل می‌کند تا شما را از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون آورد. و یقینا خدا نسبت به شما رؤوف و مهربان است.///اوست که بر بنده‌اش آیات روشنی نازل می‌کند تا شما را از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون آورد. و یقینا خدا نسبت به شما رؤوف و مهربان است.///اوست آن خدایى که بر بنده خود آیات روشن را نازل مى‌کند تا شما را از تاریکى به روشنایى آورد. زیرا خدا به شما مشفق و مهربان است.///او کسى است که بر بنده‌ى خود آیاتى روشن فرو مى‌فرستد تا شما را از تاریکى‌ها به روشنایى در آورد، و به راستى خداوند به شما سخت رئوف و مهربان است///او همان کسى است که بر بنده خود آیات روشنى فرو مى‌فرستد، تا شما را از تاریکیها به سوى نور بیرون کشاند. و در حقیقت، خدا [نسبت‌] به شما سخت رئوف و مهربان است.///او کسى است که بر بنده‌ی خود [محمد]، آیات روشن و روشنگر فرومى‌فرستد، تا شما را از تاریکى‌ها به روشنى درآورد و همانا خداوند نسبت به شما رأفت و رحمت بسیار دارد.///اوست خدایی که بر بنده خود (محمد مصطفی صلی الله علیه و آله) آیات قرآن روشن بیان را نازل می‌کند تا شما را از ظلمات (جهل و عصیان) بیرون آرد و به نور (علم و ایمان) رهبری کند و خدا بسیار در حق شما مشفق و مهربان است.///اوست که بر بنده‌اش آیاتی روشنگر فرو فرستاده است تا شما را از تاریکیها [ی جهل و کفر] به سوی نور [علم و ایمان‌] بازبرد، و بی‌گمان خداوند در حق شما رئوف مهربان است‌///او کسی است که آیات روشنی بر بنده‌اش [= محمد] نازل می‌کند تا شما را از تاریکیها به سوی نور برد؛ و خداوند نسبت به شما مهربان و رحیم است.///او است آنکه فرستد بر بنده خویش آیتهای روشن را تا برون آرد شما را از تاریکیها بسوی روشنائی و همانا خدا است به شما نوازنده مهربان‌///او کسی است که بر بنده‌ی خود آیات روشنی (را) به‌تدریج فرو می‌فرستد، تا شما را از تاریکی‌ها به نور برون آورد و خدا همواره (نسبت) به شما بسی مهربان (و) رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa And what cause have ye why ye should not spend in the cause of Allah?- For to Allah belongs the heritage of the heavens and the earth. Not equal among you are those who spent (freely) and fought, before the Victory, (with those who did so later). Those are higher in rank than those who spent (freely) and fought afterwards. But to all has Allah promised a goodly (reward). And Allah is well acquainted with all that ye do. و شما را چه شده که در راه خدا انفاق نمی‌کنید؟ در حالی که میراث آسمان‌ها و زمین مخصوص خداست [و کسی مالک حقیقی چیزی نیست]. کسانی از شما که پیش از فتح [مکه] انفاق کردند و جهاد نمودند [با دیگران] یکسان نیستند، آنان از جهت درجه از کسانی که پس از فتح [مکه] انفاق کردند و جهاد نمودند، بلندپایه ترند. و خدا به هریک وعده نیکو داده است و خدا به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///و شما را چه شده که در راه خدا انفاق نمی‌کنید؟ در حالی که میراث آسمان‌ها و زمین مخصوص خداست [و کسی مالک حقیقی چیزی نیست]. کسانی از شما که پیش از فتح [مکه] انفاق کردند و جهاد نمودند [با دیگران] یکسان نیستند، آنان از جهت درجه از کسانی که پس از فتح [مکه] انفاق کردند و جهاد نمودند، بلندپایه ترند. و خدا به هریک وعده نیکو داده است و خدا به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///و چرا در راه خدا انفاق نمى‌کنید و حال آنکه از آن خداست میراث آسمانها و زمین؟ از میان شما آنان که پیش از فتح انفاق کرده و به جنگ رفته با آنان که بعد از فتح انفاق کرده‌اند و به جنگ رفته‌اند برابر نیستند. درجت آنان فراتر است. و خدا به همه وعده نیک مى‌دهد. و به هر کارى که مى‌کنید آگاه است.///و شما را چه شده است که در راه خدا انفاق نمى‌کنید و حال آن که میراث آسمان‌ها و زمین به خدا تعلق دارد؟ کسانى از شما که پیش از فتح [مکه‌] انفاق و جهاد کرده‌اند [با دیگران‌] یکسان نیستند. آنها از حیث درجه بزرگ‌تر از کسانى‌اند که بعدا به انفاق و جهاد پردا///و شما را چه شده که در راه خدا انفاق نمى‌کنید و [حال آنکه‌] میراث آسمانها و زمین به خدا تعلق دارد؟ کسانى از شما که پیش از فتح [مکه‌] انفاق و جهاد کرده‌اند، [با دیگران‌] یکسان نیستند. آنان از [حیث] درجه بزرگتر از کسانى‌اند که بعدا به انفاق و جهاد پرداخته‌اند. و خداوند به هر کدام وعده نیکو داده است، و خدا به آنچه مى‌کنید آگاه است.///و چرا در راه خدا انفاق نمى‌کنید؟ در حالى که [هر چه دارید، مى‌گذارید و مى‌روید و] میراث آسمان‌ها و زمین از آن خداست. کسانى از شما که پیش از فتح [مکه] انفاق و جهاد کردند، [با دیگران] یکسان نیستند. آنان از جهت درجه، از کسانى که پس از فتح [مکه] انفاق و جهاد کردند، برترند و خداوند به هر یک وعده نیکو داده است و خداوند به آنچه مى‌کنید، آگاه است.///و برای چه در راه خدا انفاق نکنید در صورتی که (شما با ملک و مالتان روز مرگ فانی شوید و) وارث تمام (اهل) آسمانها و زمین خداست؟! آن مسلمانانی که پیش از فتح (مکه زمان ضعف اسلام) در راه دین انفاق و جهاد کردند با دیگران مساوی نیستند، آنها اجر و مقامشان بسیار عظیم‌تر از کسانی است که بعد از فتح (و قدرت اسلام) انفاق و جهاد کردند و لیکن خدا به همه وعده نیکوترین پاداش را (که بهشت ابد است) داده و خدا به هر چه کنید آگاه است.///و شما را چه می‌شود که در راه خدا انفاق نمی‌کنید، و حال آنکه میراث آسمانها و زمین از خداوند است، و از میان شما کسی که پیش از پیروزی [فتح مکه‌] انفاق و کارزار کرده باشد [با دیگران‌] برابر نیست، اینان بلندمرتبه‌ترند از کسانی که بعد از آن انفاق و کارزار کرده‌اند، و همه را خداوند وعده نیکی [/بهشت‌] داده است، و خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است‌///چرا در راه خدا انفاق نکنید در حالی که میراث آسمانها و زمین همه از آن خداست (و کسی چیزی را با خود نمی‌برد)! کسانی که قبل از پیروزی انفاق کردند و جنگیدند (با کسانی که پس از پیروزی انفاق کردند) یکسان نیستند؛ آنها بلندمقامتر از کسانی هستند که بعد از فتح انفاق نمودند و جهاد کردند؛ و خداوند به هر دو وعده نیک داده؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.///و چه شود شما را انفاق نکنید در راه خدا و خدا را است میراث آسمانها و زمین یکسان نیستند از شما است آنان که انفاق کردند پیش از پیروزی و کارزار کردند آنان بزرگتر در پایه از آنان که انفاق کردند پس از این و کارزار کردند و هر کدام را نوید داده است خدا نکوئی را و خدا است بدانچه می‌کنید آگاه‌///و شما را چیست که در راه خدا انفاق نمی‌کنید؟ حال آنکه میراث آسمان‌ها و زمین تنها از آن اوست. کسانی از شما که پیش از (آن) پیروزی (بزرگ)، انفاق و کشتار کردند، (با دیگران) یکسان نیستند. ایشان از حیث درجه بزرگ‌تر از کسانی‌اند که پس از فتح به انفاق و کشتار پرداخته‌اند. و خدا به هر کدام وعده‌ی نیکوترین (زندگی) را داده و خدا به آنچه می‌کنید بسی آگاه است. quran_en_fa Who is he that will Loan to Allah a beautiful loan? for (Allah) will increase it manifold to his credit, and he will have (besides) a liberal Reward. کیست که به خدا وامی نیکو دهد تا خدا آن را برای او دو چندان کند و او را پاداشی نیکو و باارزش باشد؟///کیست که به خدا وامی نیکو دهد تا خدا آن را برای او دو چندان کند و او را پاداشی نیکو و باارزش باشد؟///کیست که خدا را قرض‌الحسنه دهد تا براى او دو چندانش کند، و او را پاداشى نیکو باشد.///کیست آن کس که به خدا وام دهد تا آن را براى وى دو چندان کند و او را [در آخرت‌] پاداشى کریمانه باشد///کیست آن کس که به خدا وامى نیکو دهد تا [نتیجه‌اش را] براى وى دوچندان گرداند و او را پاداشى خوش باشد؟///کیست آن که به خدا وام دهد، وامى نیکو؟ تا [خداوند] آن را براى او چند برابر کند و براى او پاداشى گران‌مایه باشد.///آن کیست که به خدا قرض نیکو دهد (یعنی قرض الحسنه و صدقه دهد و احسان به فقیران کند) تا خدا بر او چندین برابر گرداند و او را پاداشی با لطف و کرامت باشد؟///کیست که در راه خداوند قرض‌الحسنه دهد، تا برایش دوچندان سازد و برای او پاداشی ارجمند است‌///کیست که به خدا وام نیکو دهد (و از اموالی که به او ارزانی داشته انفاق کند) تا خداوند آن را برای او چندین برابر کند؟ و برای او پاداش پرارزشی است!///کیست آنکه وامی دهد خدا را وام نکو سپس چند برابر کند برایش و او را است پاداشی گرامی‌///کیست آن کس که خدا را وامی نیکو دهد تا برای وی چندانش گرداند و او را پاداشی پرکرامت است. quran_en_fa One Day shalt thou see the believing men and the believing women- how their Light runs forward before them and by their right hands: (their greeting will be): "Good News for you this Day! Gardens beneath which flow rivers! to dwell therein for aye! This is indeed the highest Achievement!" [این پاداش نیکو و باارزش در] روزی [است] که مردان و زنان باایمان را می‌بینی که نورشان پیش رو و از جانب راستشان شتابان حرکت می‌کند، [به آنان می‌گویند:] امروز شما را مژده باد به بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، در آنها جاودانه‌اید، این است آن کامیابی بزرگ.///[این پاداش نیکو و باارزش در] روزی [است] که مردان و زنان باایمان را می‌بینی که نورشان پیش رو و از جانب راستشان شتابان حرکت می‌کند، [به آنان می‌گویند:] امروز شما را مژده باد به بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، در آنها جاودانه‌اید، این است آن کامیابی بزرگ.///روزى که مردان مؤمن و زنان مؤمن را ببینى که نورشان پیشاپیش و در سمت راستشان مى‌رود. در آن روز بشارتتان به بهشتهایى است که در آن نهرها روان است و در آن جاوید خواهید ماند، و این کامیابى بزرگى است.///روزى که مردان و زنان مؤمن را مى‌بینى که نورشان پیشاپیش آنها و به جانب راستشان شتابان مى‌رود، [به آنها گفته مى‌شود:] مژده‌ى شما امروز باغ‌هایى است که از پاى درختانش نهرها جارى است، [و] در آنها جاویدانید. این همان کامیابى بزرگ است///آن روز که مردان و زنان مؤمن را مى‌بینى که نورشان پیشاپیششان و به جانب راستشان دوان است. [به آنان گویند:] «امروز شما را مژده باد به باغهایى که از زیر [درختان‌] آن نهرها روان است، در آنها جاودانید. این است همان کامیابى بزرگ.///روزى که مردان و زنان باایمان را مى‌بینى که نورشان از پیش روى و جانب راستشان به سرعت پیش مى‌رود. [به آنان گفته مى‌شود:] «مژده باد شما را امروز، به باغ‌هایى [بهشتی] که از زیر [درختان] آن نهرها جارى است. در آنجا جاودانه‌اید. این است آن رستگارى و کامیابى بزرگ.»///(ای رسول ما یاد آر) روزی که مردان و زنان مؤمن شعشعه نور ایمانشان پیش رو و سمت راست آنها بشتابد (و آنان را مژده دهند که) امروز شما را به بهشتی که نهرها زیر درختانش جاری است بشارت باد که در آن بهشت جاودان خواهید بود. این همان سعادت و فیروزی بزرگ است.///روزی که مردان مؤمن و زنان مؤمن را بینی که نورشان پیشاپیش آنان و در سمت راستشان می‌شتابد، امروز بشارت شما باغهایی است که از فرودست آن جویباران جاری است و جاودانه در آن هستید، این همانا رستگاری بزرگ است‌///(این پاداش بزرگ) در روزی است که مردان و زنان باایمان را می‌نگری که نورشان پیش‌رو و در سمت راستشان بسرعت حرکت می‌کند (و به آنها می‌گویند:) بشارت باد بر شما امروز به باغهایی از بهشت که نهرها زیر (درختان) آن جاری است؛ جاودانه در آن خواهید ماند! و این همان رستگاری بزرگ است!///روزی که بینی مردان و زنان مؤمن را می‌دود نورشان پیش روی ایشان و از سوی راست ایشان مژده باد شما را امروز باغهائی که روان است زیر آنها جویها جاودانان در آنها این است آن رستگاری بزرگ‌///روزی که مردان و زنان مؤمن را می‌بینی که نورشان پیشاپیش آنها و از جانب راستشان می‌شتابد (به آنان گویند:) «امروز مژده‌ی شما باغ‌هایی است که از زیر (درختان) شان نهرها روان است حال آنکه در آن‌ها جاودانید. این است همان کامیابی سالم بزرگ.» quran_en_fa One Day will the Hypocrites- men and women - say to the Believers: "Wait for us! Let us borrow (a Light) from your Light!" It will be said: "Turn ye back to your rear! then seek a Light (where ye can)!" So a wall will be put up betwixt them, with a gate therein. Within it will be Mercy throughout, and without it, all alongside, will be (Wrath and) Punishment! روزی که مردان و زنان منافق به کسانی که ایمان آورده‌اند، می‌گویند: ما را مهلت دهید تا [پرتویی] از نور شما بر گیریم. به آنان گویند: به پشت سرتان [دنیا] برگردید و [از آنجا برای خود] نوری بجویید. سپس میان آنان دیواری زده می‌شود که دارای دری است، درونش [که مؤمنان در آن درآیند] رحمت است و بیرونش که پیش روی منافقان قرار دارد عذاب است.///روزی که مردان و زنان منافق به کسانی که ایمان آورده‌اند، می‌گویند: ما را مهلت دهید تا [پرتویی] از نور شما بر گیریم. به آنان گویند: به پشت سرتان [دنیا] برگردید و [از آنجا برای خود] نوری بجویید. سپس میان آنان دیواری زده می‌شود که دارای دری است، درونش [که مؤمنان در آن درآیند] رحمت است و بیرونش که پیش روی منافقان قرار دارد عذاب است.///روزى که مردان منافق و زنان منافق به کسانى که ایمان آورده‌اند مى‌گویند: درنگى کنید تا از نورتان فروغى گیریم. گویند: به دنیا بازگردید و از آنجا نور بطلبید. میانشان دیوارى برآورند که بر آن دیوار درى باشد؛ درون آن رحمت باشد و بیرون آن عذاب.///آن روز که مردان و زنان منافق به کسانى که ایمان آورده‌اند گویند: نظرى به ما بیفکنید تا از نورتان فروغى برگیریم. گفته شود: به پشت سرتان [دنیا] بازگردید و از آن جا نورى بطلبید. آن‌گاه میان آنها دیوارى زده شود که آن را درى است که اندرون آن رحمت است و بیر///آن روز، مردان و زنان منافق به کسانى که ایمان آورده‌اند مى‌گویند: «ما را مهلت دهید تا از نورتان [اندکى‌] برگیریم.» گفته مى‌شود: «بازپس برگردید و نورى درخواست کنید.» آنگاه میان آنها دیوارى زده مى‌شود که آن را دروازه‌اى است: باطنش رحمت است و ظاهرش روى به عذاب دارد.///روزى که مردان و زنان منافق به مؤمنان مى‌گویند: «درنگى کنید تا از نور شما پرتوى برگیریم!» و به آنان گفته مى‌شود: «به عقب برگردید و [از دنیا] نورى بجویید.» پس میان آنان دیوارى زده مى‌شود، با درى که درونش، [بهشت] رحمت و از جانب بیرونش [جهنم] عذاب است.///و باز آن روز مردان و زنان منافق به اهل ایمان گویند: مشتابید و به ما فرصتی دهید تا ما هم از نور شما روشنایی برگیریم. در پاسخ به آنها گویند: واپس گردید (یعنی اگر می‌توانید به دنیا بازگردید) و از آنجا نور طلبید. در این گفتگو باشند که بین آن دوزخیان با اهل بهشت حصاری حایل گردد و بر آن حصار دری باشد که باطن و درون آن در، بهشت رحمت است و از جانب ظاهر آن عذاب جهنم خواهد بود.///روزی که مردان منافق و زنان منافق به مؤمنان گویند به خاطر ما درنگ کنید تا از نورتان روشنی فراگیریم، گفته شود پس پشت خویش باز گردید و نوری بجویید، سپس میان آنان دیواری زده شود که دری دارد، از درون‌سو در آن رحمت است و از برون سوی آن عذاب است‌///روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان می‌گویند: «نظری به ما بیفکنید تا از نور شما پرتوی برگیریم!» به آنها گفته می‌شود: «به پشت سر خود بازگردید و کسب نور کنید!» در این هنگام دیواری میان آنها زده می‌شود که دری دارد، درونش رحمت است و برونش عذاب!///روزی که گویند مردان و زنان دوروی بدانان که ایمان آوردند بنگرید به ما تا بهره‌مند شویم به پرتوی از نور شما گفته شد بازگردید پشت سر خویش پس بجوئید پرتوی پس زده شد میانشان حصاری (دیواری) که آن را است در اندرونش رحمت و برونش از پیش آن است عذاب‌///روزی که مردان و زنان منافق به کسانی که ایمان آورده‌اند گویند: «ما را بنگرید تا مقداری از نورتان را بهره برگیریم. ‌» گفته شد: «واپس روید. پس نوری درخواست کنید.» پس میانشان دیواری زده شد که آن را دربی است: باطنش در (ژرفای) رحمت و از سوی ظاهرش عذاب است. quran_en_fa (Those without) will call out, "Were we not with you?" (The others) will reply, "True! but ye led yourselves into temptation; ye looked forward (to our ruin); ye doubted (Allah's Promise); and (your false) desires deceived you; until there issued the Command of Allah. And the Deceiver deceived you in respect of Allah. مؤمنان را ندا می‌دهند: آیا ما [در دنیا] با شما نبودیم؟ می‌گویند: چرا، ولی شما خود را [به سبب نفاق و دشمنی با خدا و رسول] در بلا و هلاکت افکندید و به انتظار [خاموش شدن چراغ اسلام و نابودی پیامبر] نشستید و [نسبت به حقایق] در تردید بودید و آرزوها [ی دور و دراز و بی پایه،] شما را فریفت، تا فرمان خدا [به نابودی شما] در رسید و [شیطان] فریبنده، شما را فریب داد.///مؤمنان را ندا می‌دهند: آیا ما [در دنیا] با شما نبودیم؟ می‌گویند: چرا، ولی شما خود را [به سبب نفاق و دشمنی با خدا و رسول] در بلا و هلاکت افکندید و به انتظار [خاموش شدن چراغ اسلام و نابودی پیامبر] نشستید و [نسبت به حقایق] در تردید بودید و آرزوها [ی دور و دراز و بی پایه،] شما را فریفت، تا فرمان خدا [به نابودی شما] در رسید و [شیطان] فریبنده، شما را فریب داد.///و آنها را ندا دهند که آیا ما با شما همراه نبودیم؟ مى‌گویند: بلى، اما شما خویشتن را در بلا افکندید و به انتظار نشستید و در شک بودید و آرزوها شما را بفریفت تا آنگاه که فرمان خدا دررسید و شیطان به خدا مغرورتان کرد.///[منافقان‌] آنها را ندا دهند: آیا ما با شما نبودیم؟ مى‌گویند: چرا، ولى شما خود را در فتنه و گرفتارى افکندید و به انتظار نشستید و تردید کردید و آرزوها شما را فریفت، تا فرمان خدا [و مرگتان‌] فرا رسید و فریبکار، شما را در باره‌ى خدا فریفت/// [دو رویان،] آنان را ندا درمى‌دهند: «آیا ما با شما نبودیم؟» مى‌گویند: «چرا، ولى شما خودتان را در بلا افکندید و امروز و فردا کردید و تردید آوردید و آرزوها شما را غره کرد تا فرمان خدا آمد و [شیطان] مغرورکننده، شما را در باره خدا بفریفت.///[منافقان، مؤمنان را] ندا مى‌دهند که: «مگر ما [در دنیا] با شما نبودیم؟» آنها می‌گویند: «چرا! ولى شما خود را در بلا افکندید و چشم به راه [حوادث ناگوار برای ما] بودید و [در دین حق] شک کردید و آرزوها [ى باطل] شما را فریفت، تا آن که فرمان خداوند [بر مرگ شما] فرارسید و [شیطان] فریبکار، شما را درباره‌ی خدا فریب داد.»///باز منافقان (بهشتیان را) ندا کنند که آخر نه ما هم با شما بودیم؟ آنها جواب دهند: بلی راست می‌گویید لیکن شما (به نفاق با خدا) خود را به فتنه افکندید و انتظار (هلاکت مؤمنان) داشتید و (در کار دین) به شک و ریب بودید و آرزوهای دنیا فریبتان داد تا وقتی که امر خدا (یعنی مرگ) فرا رسید و شیطان فریبنده شما را غافل و مغرور گردانید.///آنان را ندا دهند که مگر ما با شما نبودیم؟ گویند چرا ولی شما خودتان را در بلا افکندید و چشم به راه [حوادث سوء برای مسلمانان‌] بودید و شک و شبهه ورزیدید و آرزوها شما را فریفت، تا آنکه فرمان الهی [/مرگ‌] در رسید، و [شیطان‌] فریبکار شما را در حق خداوند فریب داد///آنها را صدا می‌زنند: «مگر ما با شما نبودیم؟!» می‌گویند: «آری، ولی شما خود را به هلاکت افکندید و انتظار (مرگ پیامبر را) کشیدید، و (در همه چیز) شک و تردید داشتید، و آرزوهای دور و دراز شما را فریب داد تا فرمان خدا فرا رسید، و شیطان فریبکار شما را در برابر (فرمان) خداوند فریب داد!///بانگ دهندشان آیا نبودیم با شما گفتند بلی و لیکن شما فریب دادید خویش را و درنگ‌کاری نمودید و شک آوردید و سرگرمتان داشت آرزوها تا بیامد امر خدا و فریب داد شما را به خدا فریبکار///(در آن روز) دو رویان، آنان را ندا در می‌دهند: «آیا ما با شما نبودیم‌؟» گفتند: «چرا ولی شما خودتان را در فتنه افکندید و امروز و فردا کردید و تردید آوردید، و آرزوها (ی باطل)، شما را مغرور کرد تا فرمان خدا آمد و (شیطان) غرورآفرین، شما را درباره‌ی خدا به غرور آورد.» quran_en_fa "This Day shall no ransom be accepted of you, nor of those who rejected Allah." Your abode is the Fire: that is the proper place to claim you: and an evil refuge it is!" پس امروز از شما و از کافران فدیه و عوضی [در برابر نجات از عذاب] دریافت نخواهد شد، جایگاهتان آتش است، [و] همان سرپرست و یار شماست و بد بازگشت گاهی است.///پس امروز از شما و از کافران فدیه و عوضی [در برابر نجات از عذاب] دریافت نخواهد شد، جایگاهتان آتش است، [و] همان سرپرست و یار شماست و بد بازگشت گاهی است.///و امروز نه از شما فدیه‌اى پذیرند و نه از کافران. جایگاهتان آتش است. آتش سزاوار شماست. و بد سرانجامى است.///پس امروز نه از شما و نه از کسانى که کافر شده‌اند عوضى پذیرفته نمى‌شود. جایگاهتان آتش است و همان سزاوار شما است، و بد سر انجامى است///پس امروز نه از شما و نه از کسانى که کافر شده‌اند عوضى پذیرفته نمى‌شود: جایگاهتان آتش است؛ آن سزاوار شماست و چه بد سرانجامى است.»///پس امروز، نه از شما و نه از کافران، بدل و بلاگردانى پذیرفته نمى‌شود. جایگاه شما آتش است. آتش، یاور و سزاوار شماست. بد سرانجامى است!»///پس امروز (بر نجات هیچ یک) از شما منافقان و کافران فدیه و عوض نپذیرند، همه منزلگاهتان آتش دوزخ است و آن آتش شما را سزاوارتر است و بسیار به بد منزلی باز می‌گردید.///پس امروز نه از شما و نه از کافران، بدل و بلاگردانی پذیرفته نشود، سرا و سرانجام شما آتش [دوزخ‌] است، او پناه شماست و چه بد سرانجامی است‌///پس امروز نه از شما فدیه‌ای پذیرفته می‌شود، و نه از کافران؛ و جایگاهتان آتش است و همان سرپرستتان می‌باشد؛ و چه بد جایگاهی است!///پس امروز گرفته نشود از شما بدلی و نه از آنان که کفر ورزیدند جایگاه شما آتش است آن است دوست شما و چه زشت است آن جایگاه‌///«پس امروز نه از شما و نه از کسانی که کافر شده‌اند عوضی گرفته نشود. پناهگاهتان آتش است. (هم) آن سرپرست و پشتوانه‌ی شماست و چه بد سرانجامی است.» quran_en_fa Has not the Time arrived for the Believers that their hearts in all humility should engage in the remembrance of Allah and of the Truth which has been revealed (to them), and that they should not become like those to whom was given Revelation aforetime, but long ages passed over them and their hearts grew hard? For many among them are rebellious transgressors. آیا برای اهل ایمان وقت آن نرسیده که دل هایشان برای یاد خدا و قرآنی که نازل شده نرم و فروتن شود؟ و مانند کسانی نباشند که پیش از این کتاب آسمانی به آنان داده شده بود، آن گاه روزگار [سرگرمی در امور دنیا و مشغول بودن به آرزوهای دور و دراز] بر آنان طولانی گشت، در نتیجه دل هایشان سخت و غیر قابل انعطاف شد، و بسیاری از آنان نافرمان بودند.///آیا برای اهل ایمان وقت آن نرسیده که دل هایشان برای یاد خدا و قرآنی که نازل شده نرم و فروتن شود؟ و مانند کسانی نباشند که پیش از این کتاب آسمانی به آنان داده شده بود، آن گاه روزگار [سرگرمی در امور دنیا و مشغول بودن به آرزوهای دور و دراز] بر آنان طولانی گشت، در نتیجه دل هایشان سخت و غیر قابل انعطاف شد، و بسیاری از آنان نافرمان بودند.///آیا مؤمنان را وقت آن نرسیده است که دلهایشان در برابر یاد خدا و آن سخن حق که نازل شده است، خاشع شود؟ همانند آن مردمى نباشند که پیش از این کتابشان دادیم و چون مدتى برآمد دلهایشان سخت شد و بسیارى نافرمان شدند.///آیا براى کسانى که ایمان آورده‌اند وقت آن نرسیده است که دل‌هایشان به یاد خدا و آن حقیقتى که نازل شده (قرآن) نرم و خاشع گردد و مانند کسانى نباشند که در گذشته کتابشان داده شد پس زمان بر آنها طولانى شد و دل‌هایشان را قساوت گرفت و بسیارى از آنها فاسق بودن///آیا براى کسانى که ایمان آورده‌اند هنگام آن نرسیده که دلهایشان به یاد خدا و آن حقیقتى که نازل شده نرم [و فروتن‌] گردد و مانند کسانى نباشند که از پیش بدانها کتاب داده شد و [عمر و] انتظار بر آنان به درازا کشید، و دلهایشان سخت گردید و بسیارى از آنها فاسق بودند؟///آیا براى کسانى که ایمان آورده‌اند، زمان آن نرسیده که دل‌هایشان براى یاد خدا و آنچه از حق نازل شده، نرم و فروتن گردد؟ و مانند کسانى نباشند که پیش از این، کتاب آسمانى به آنان داده شد، پس زمان طولانى بر آنان گذشت و دل‌هایشان سخت گردید و بسیارشان فاسق گشتند.///آیا نوبت آن نرسید که گرویدگان (ظاهری از باطن به خدا بگروند و) دلهاشان به یاد خدا خاشع گردد و به آنچه از حق نازل شد بذل توجه کنند و مانند کسانی که پیش از این برایشان کتاب آسمانی آمد (یعنی یهود و نصاری) نباشند که دوره طولانی (زمان فترت) بر آنها گذشت و دلهاشان زنگ قساوت گرفت و بسیاری فاسق و نابکار شدند؟///آیا مؤمنان را هنگام آن نرسیده است که دلهایشان به یاد خداوند، و آنچه از حق که نازل شده است، خشوع یابد، و مانند کسانی نباشند که پیشترها به آنان کتاب آسمانی داده شده است، و سپس روزگارشان دراز نمود، آنگاه دلهایشان سخت شد و بسیاری از آنان نافرمان بودند///آیا وقت آن نرسیده است که دلهای مؤمنان در برابر ذکر خدا و آنچه از حق نازل کرده است خاشع گردد؟! و مانند کسانی نباشند که در گذشته به آنها کتاب آسمانی داده شد، سپس زمانی طولانی بر آنها گذشت و قلبهایشان قساوت پیدا کرد؛ و بسیاری از آنها گنهکارند!///آیا هنگام آن نشده است برای آنان که ایمان آوردند که فروتن گردد دلهاشان برای یاد خدا و آنچه بیامد از حق و نباشند مانند آنان که داده شدند کتاب را از پیش پس دراز شد بر ایشان روزگار پس سنگین شد دلهای آنان و بسیاری از ایشانند نافرمانان‌///آیا برای کسانی که ایمان آورده‌اند هنگام آن نرسیده که دل‌هایشان به یاد خدا و آنچه از حق نازل شده خاشع گردد و مانند کسانی نباشند که از پیش به آنها کتاب داده شد و زمان بر آنان به درازا کشید، پس دل‌هایشان سخت گردید. در حالی که بسیاری از آنان فاسقانند. quran_en_fa Know ye (all) that Allah giveth life to the earth after its death! already have We shown the Signs plainly to you, that ye may learn wisdom. بدانید که خدا زمین را پس از مردگی اش زنده می‌کند. همانا ما نشانه‌ها [ی ربوبیت و قدرت خود] را برای شما بیان کردیم تا بیندیشید.///بدانید که خدا زمین را پس از مردگی اش زنده می‌کند. همانا ما نشانه‌ها [ی ربوبیت و قدرت خود] را برای شما بیان کردیم تا بیندیشید.///بدانید که خدا زمین را پس از مردنش زنده مى‌کند. ما آیات را برایتان به روشنى بیان کردیم، باشد که به عقل دریابید.///بدانید که خدا زمین را پس از مرگش زنده مى‌گرداند. به تحقیق ما آیات [خود] را براى شما آشکار گرداندیم، باشد که بیندیشید///بدانید که خدا زمین را پس از مرگش زنده مى‌گرداند. به راستى آیات [خود] را براى شما روشن گردانیده‌ایم، باشد که بیندیشید.///بدانید که خداوند، زمین را پس از مرگش زنده مى‌کند. همانا ما نشانه‌ها را براى شما روشن کردیم، باشد که بیندیشید.///بدانید که خداست که زمین را پس از مرگ (خزان) زنده می‌گرداند. ما آیات و ادله (قدرت خود) را برای شما بیان کردیم تا مگر فکر و عقل به کار بندید.///بدانید که خداوند زمین را پس از پژمردنش زنده می‌دارد، به راستی که آیات [خود] را برای شما به روشنی بیان کردیم، باشد که تعقل کنید///بدانید خداوند زمین را بعد از مرگ آن زنده می‌کند! ما آیات (خود) را برای شما بیان کردیم، شاید اندیشه کنید!///بدانید که خدا زنده سازد زمین را پس از مرگش همانا بیان کردیم برای شما آیتها را شاید بخرد آئید///بدانید که خدا همانا زمین را پس از مرگش زنده می‌گرداند. به‌راستی آیات (خود) را برای شما روشن گردانیدیم، شاید شما خردورزی کنید. quran_en_fa For those who give in Charity, men and women, and loan to Allah a Beautiful Loan, it shall be increased manifold (to their credit), and they shall have (besides) a liberal reward. بی تردید مردان و زنان انفاق کننده و آنان که به خدا وام نیکو داده‌اند، [وامشان در پیشگاه خدا] برای آنان دو چندان شود، و برای آنان پاداش باارزشی است.///بی تردید مردان و زنان انفاق کننده و آنان که به خدا وام نیکو داده‌اند، [وامشان در پیشگاه خدا] برای آنان دو چندان شود، و برای آنان پاداش باارزشی است.///خدا به مردان صدقه‌دهنده و زنان صدقه‌دهنده‌اى که به خدا قرض‌الحسنه مى‌دهند، دو چندان پاداش مى‌دهد؛ و نیز آنها را اجرى نیکوست.///همانا مردان و زنان صدقه دهنده و [آنان که‌] به خدا وام نیکو دادند، دو چندان داده مى‌شوند و برایشان [در آخرت‌] اجرى کریمانه است///در حقیقت، مردان و زنان صدقه‌دهنده و [آنان که‌] به خدا وامى نیکو داده‌اند، ایشان را [پاداش‌] دو چندان گردد، و اجرى نیکو خواهند داشت.///مردان و زنانی که صدقه داده‌اند و به خداوند وامى نیکو پرداخته‌اند، براى آنان چند برابر خواهد شد و پاداشى گران‌مایه خواهند داشت.///همانا مردان و زنانی که در راه خدا (به فقیران) صدقه و احسان کنند و به خدا قرض نیکو دهند (یعنی به محتاجان قرض الحسنه دهند) احسان آنها را چندین برابر سازند و پاداش با لطف و کرامت نیز خواهند داشت.///بی‌گمان مردان صدقه‌بخش و زنان صدقه‌بخش و کسانی که در راه خدا قرض‌الحسنه داده‌اند، برای آنان دوچندان شود، و برای آنان پاداشی ارجمند است‌///مردان و زنان انفاق‌کننده، و آنها که (از این راه) به خدا «قرض الحسنه» دهند، (این قرض الحسنه) برای آنان مضاعف می‌شود و پاداش پرارزشی دارند!///همانا مردان تصدق‌کننده و آنان تصدق‌کننده و وام‌دهندگان به خدا وامی نکو افزوده شود برای ایشان و ایشان را است پاداشی ارجمند///بی‌گمان، مردان و زنان صدقه‌دهنده حال آنکه به خدا وامی نیکو داده‌اند، ایشان را (رحمتی) مضاعف و برایشان پاداشی با کرامت است. quran_en_fa And those who believe in Allah and His messengers- they are the Sincere (lovers of Truth), and the witnesses (who testify), in the eyes of their Lord: They shall have their Reward and their Light. But those who reject Allah and deny Our Signs,- they are the Companions of Hell-Fire. و کسانی که به خدا و پیامبرش ایمان آوردند، آنانند که صدیقان و گواهان [اعمال] نزد پروردگارشان هستند، [و] برای آنان است پاداش [اعمال] شان و نور [ایمان] شان و کسانی که کفر ورزیدند و آیات ما را انکار کردند، آنان اهل دوزخ اند.///و کسانی که به خدا و پیامبرش ایمان آوردند، آنانند که صدیقان و گواهان [اعمال] نزد پروردگارشان هستند، [و] برای آنان است پاداش [اعمال] شان و نور [ایمان] شان و کسانی که کفر ورزیدند و آیات ما را انکار کردند، آنان اهل دوزخ اند.///کسانى که به خدا و پیامبرانش ایمان آورده‌اند، راستگویان و راستکارانند. و شهیدان در نزد پروردگارشان هستند. صاحب پاداش و نور خویشند. و آنها که کافرند و آیات ما را تکذیب مى‌کنند، در جهنمند.///و کسانى که به خدا و پیامبران او ایمان آوردند، آنها صدیقان و گواهان نزد پروردگارند که اجر و نورشان براى آنها [محفوظ] است، و کسانى که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، آنها اهل آتشند///و کسانى که به خدا و پیامبران وى ایمان آورده‌اند، آنان همان راستینانند و پیش پروردگارشان گواه خواهند بود [و] ایشان راست اجر و نورشان؛ و کسانى که کفر ورزیده و آیات ما را تکذیب کرده‌اند آنان همدمان آتشند.///و کسانى که به خدا و پیامبرانش ایمان آورده‌اند، آنانند همان راست‌پیشگان و گواهان [اعمال] نزد پروردگارشان. پاداش [کردار] و نور [ایمان] شان را دارند و کسانى که کفر ورزیدند و آیات ما را تکذیب کردند، آنان اهل دوزخند.///و آنان که به خدا و رسولانش ایمان آوردند به حقیقت راستگویان عالمند و برایشان نزد خدا اجر شهیدان است، پاداش اعمال و نور ایمانشان را (در بهشت) می‌یابند. و آنان که کافر شده و آیات ما را تکذیب کردند آنها اهل آتش دوزخند.///و کسانی که به خداوند و پیامبرانش ایمان آورده‌اند، اینانند که صدیقند، و شهیدان نزد پروردگارشان هستند، و اجرشان و نورشان را دارند، و کسانی که کفرورزیده‌اند و آیات ما را دروغ انگاشته‌اند اینانند که دوزخی‌اند///کسانی که به خدا و رسولانش ایمان آوردند، آنها صدیقین و شهدا نزد پروردگارشانند؛ برای آنان است پاداش (اعمال) شان و نور (ایمان) شان؛ و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، آنها دوزخیانند.///و آنان که ایمان آوردند به خدا و فرستادگانش آنانند راستگویان و گواهان نزد پروردگار خویش ایشان را است مزد ایشان و نورشان و آنان که کفر ورزیدند و تکذیب کردند به آیتهای ما آنانند یاران دوزخ‌///و کسانی که به خدا و پیامبرانش ایمان آوردند، ایشان، (هم) آنان راستان و گواهان نزد پروردگارشانند (و) ایشان راست پاداششان و نورشان‌. و کسانی که کفر ورزیده و به آیاتمان (همان‌ها و ما را) تکذیب کردند آنان همدمان آتشند. quran_en_fa Know ye (all), that the life of this world is but play and amusement, pomp and mutual boasting and multiplying, (in rivalry) among yourselves, riches and children. Here is a similitude: How rain and the growth which it brings forth, delight (the hearts of) the tillers; soon it withers; thou wilt see it grow yellow; then it becomes dry and crumbles away. But in the Hereafter is a Penalty severe (for the devotees of wrong). And Forgiveness from Allah and (His) Good Pleasure (for the devotees of Allah). And what is the life of this world, but goods and chattels of deception? بدانید که زندگی دنیا [یی که دارنده‌اش از ایمان و عمل تهی است،] فقط بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشیتان به یکدیگر، و افزون خواهی در اموال و اولاد است، [چنین دنیایی] مانند بارانی است که محصول [سبز و خوش منظره‌اش] کشاورزان را به شگفتی آورد، سپس پژمرده شود و آن را زرد بینی، سپس ریز ریز و خاشاک شود!! [که برای دنیاپرستان بی ایمان] در آخرت عذاب سختی است و [برای مؤمنان که دنیای خود را در راه اطاعت حق و خدمت به خلق به کار گرفتند] از سوی خدا آمرزش و خشنودی است، و زندگی دنیا جز کالای فریبنده نیست.///بدانید که زندگی دنیا [یی که دارنده‌اش از ایمان و عمل تهی است،] فقط بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشیتان به یکدیگر، و افزون خواهی در اموال و اولاد است، [چنین دنیایی] مانند بارانی است که محصول [سبز و خوش منظره‌اش] کشاورزان را به شگفتی آورد، سپس پژمرده شود و آن را زرد بینی، سپس ریز ریز و خاشاک شود!! [که برای دنیاپرستان بی ایمان] در آخرت عذاب سختی است و [برای مؤمنان که دنیای خود را در راه اطاعت حق و خدمت به خلق به کار گرفتند] از سوی خدا آمرزش و خشنودی است، و زندگی دنیا جز کالای فریبنده نیست.///بدانید که زندگى اینجهانى بازیچه است و بیهودگى و آرایش و فخرفروشى و افزون‌جویى در اموال و اولاد. همانند بارانى به وقت است که روییدنیهایش کافران را به شگفت افکند. سپس پژمرده مى‌شود و بینى که زرد گشته است و خاشاک شده است. و در آخرت نصیب گروهى عذاب سخت است و نصیب گروهى آمرزش خدا و خشنودى او. و زندگى دنیا جز متاعى فریبنده نیست.///بدانید که زندگى دنیا بازى و سرگرمى و زینت و فخرفروشى شما به یکدیگر و فزون خواهى در اموال و فرزندان است. [مثل آنها] مثل بارانى است که رویش [گیاهان‌] آن کشاورزان را به شگفت آورد، سپس خشک و پژمرده شود و ببینى که زرد گشته و آن‌گاه خاشاک شود، و در آخرت [د///بدانید که زندگى دنیا، در حقیقت، بازى و سرگرمى و آرایش و فخرفروشى شما به یکدیگر و فزون‌جویى در اموال و فرزندان است. [مثل آنها] چون مثل بارانى است که کشاورزان را رستنى آن [باران‌] به شگفتى اندازد، سپس [آن کشت‌] خشک شود و آن را زرد بینى، آنگاه خاشاک شود. و در آخرت [دنیا پرستان را] عذابى سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است، و زندگانى دنیا جز کالاى فریبنده نیست.///بدانید که زندگانى دنیا، چیزى جز بازى و سرگرمى و زینت‌طلبى و فخرفروشى در میان خود و افزون‌خواهى بر همدیگر در اموال و فرزندان نیست، همانند بارانى که گیاه [سرسبز حاصل از] آن، کشاورزان را به شگفتى وادارد، سپس پژمرده شود و آن را زرد بینى، سپس کاه و خاشاک شود و در آخرت، [براى گنهکاران] عذابى سخت و [براى فرمانبران] آمرزش و خشنودى از جانب خداوند است و زندگانى دنیا فقط کالاى فریبنده است.///بدانید که زندگانی دنیا به حقیقت بازیچه‌ای است طفلانه و لهو و عیاشی و زیب و آرایش و تفاخر و خودستایی با یکدیگر و حرص افزودن مال و فرزندان. در مثل مانند بارانی است که گیاهی در پی آن از زمین بروید که برزگران (یا کفار دنیاپرست) را به شگفت آرد و سپس بنگری که زرد و خشک شود و بپوسد. و در عالم آخرت (دنیا طلبان را) عذاب سخت جهنم و (مؤمنان را) آمرزش و خشنودی حق نصیب است. و باری، بدانید که زندگانی دنیا جز متاع فریب و غرور چیزی نیست.///بدانید که همانا زندگانی دنیا بازیچه و سرگرمی، و زیور و فخرفروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و اولاد است، همانند بارانی که کشاورزان را گیاه آن خوش آید، سپس پژمرده شود و آن را زرد شده بینی، سپس خرد و ریز شود، و در آخرت هم عذابی شدید هست و هم آمرزش و خشنودی از جانب خداوند، و زندگانی دنیا جز مایه فریب نیست‌///بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی و تجمل پرستی و فخرفروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است، همانند بارانی که محصولش کشاورزان را در شگفتی فرو می‌برد، سپس خشک می‌شود بگونه‌ای که آن را زردرنگ می‌بینی؛ سپس تبدیل به کاه می‌شود! و در آخرت، عذاب شدید است یا مغفرت و رضای الهی؛ و (به هر حال) زندگی دنیا چیزی جز متاع فریب نیست!///بدانید که زندگانی دنیا بازی و هوسرانی و خودآرائی و فخر کردن است بر همدیگر و بیشی جستن است در خواسته‌ها و فرزندان مانند بارانی که شگفت آورد کافران را رستنی آن پس خشک شود تا بینیش زردفام سپس کوبیده شود و در آخرت عذابی است سخت و آمرزشی از خدا و خوشنودیی و نیست زندگانی دنیا جز مایه فریب‌///بدانید که زندگی دنیا، تنها بازی و سرگرمی بازدارنده‌ی از حق و آرایش و فخرفروشی شما به یکدیگر، و فزون‌خواهی در اموال و فرزندان است. (مثل آنها) همچون بارانی است که کافر را رستنی آن (باران) به شگفتی اندازد. سپس (آن کشت،) به هیجان آید، پس تا آن را زرد بینی؛ سپس خاشاک شود. و در آخرت (دنیاپرستان را) عذابی سخت است و (مؤمنان را) از (جانب) خدا پوششی و خشنودی بزرگی است‌. و زندگانی دنیا جز کالایی فریبنده نیست. quran_en_fa Be ye foremost (in seeking) Forgiveness from your Lord, and a Garden (of Bliss), the width whereof is as the width of heaven and earth, prepared for those who believe in Allah and His messengers: that is the Grace of Allah, which He bestows on whom he pleases: and Allah is the Lord of Grace abounding. سبقت جویید به آمرزشی از سوی پروردگارتان و بهشتی که پهنایش چون پهنای آسمان و زمین است، برای کسانی که به خدا و پیامبرانش ایمان آورده‌اند، آماده شده است؛ این فضل خداست که آن را به هرکس بخواهد عطا می‌کند و خدا دارای فضل بزرگ است.///سبقت جویید به آمرزشی از سوی پروردگارتان و بهشتی که پهنایش چون پهنای آسمان و زمین است، برای کسانی که به خدا و پیامبرانش ایمان آورده‌اند، آماده شده است؛ این فضل خداست که آن را به هرکس بخواهد عطا می‌کند و خدا دارای فضل بزرگ است.///براى رسیدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتى که پهناى آن همسان پهناى آسمانها و زمین است، بر یکدیگر پیشى گیرید. این بهشت براى کسانى که به خدا و پیامبرانش ایمان آورده‌اند، مهیا شده است. این بخشایشى است از جانب خدا که به هر که مى‌خواهد ارزانیش مى‌دارد، که خدا صاحب بخشایشى بزرگ است.///به سوى آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى که پهناى آن چون پهناى آسمان و زمین است بر یکدیگر پیشى گیرید. [این بهشت‌] براى کسانى آماده شده که به خدا و پیامبرانش ایمان آورده‌اند. این فضل خداست که به هر کس که خواهد مى‌دهد و خداوند صاحب فضل بزرگ است/// [براى رسیدن‌] به آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى که پهنایش چون پهناى آسمان و زمین است [و] براى کسانى آماده شده که به خدا و پیامبرانش ایمان آورده‌اند، بر یکدیگر سبقت جویید. این فضل خداست که به هر کس بخواهد آن را مى‌دهد، و خداوند را فزون‌بخشى بزرگ است.///از هم پیشی بگیرید براى رسیدن به آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى که پهنایش همچون پهناى آسمان و زمین است و براى کسانى آماده شده که به خدا و پیامبرانش ایمان دارند. این فضل خداست، به هر که بخواهد، مى‌دهد و خداوند صاحب فضل و فزون‌بخشى بزرگ است.///به سوی آمرزش پروردگارتان بشتابید و به راه بهشتی که عرضش به قدر پهنای آسمان و زمین است و برای اهل ایمان به خدا و پیمبرانش مهیا گردیده. این فضل خداست که به هر کس خواهد عطا می‌کند و خدا دارای فضل و کرم بسیار عظیم است.///به سوی آمرزشی از پروردگارتان، و بهشتی که پهنای آن همچند پهنای آسمان و زمین است و برای مؤمنان به خداوند و پیامبران او آماده شده است، بشتابید، این بخشش الهی است که به هر کس خواهد ارزانی‌اش دارد، و خداوند دارای بخشش و بخشایش بیکران است‌///به پیش تازید برای رسیدن به مغفرت پروردگارتان و بهشتی که پهنه آن مانند پهنه آسمان و زمین است و برای کسانی که به خدا و رسولانش ایمان آورده‌اند؛ آماده شده است، این فضل خداوند است که به هر کس بخواهد می‌دهد؛ و خداوند صاحب فضل عظیم است!///پیشی جوئید بر همدیگر بسوی آمرزشی از پروردگار خویش و بهشتی که پهنایش چون پهنای آسمان و زمین است آماده شد برای آنان که ایمان آوردند به خدا و فرستادگانش این است فضل خدا دهدش به هر که خواهد و خدا است دارای فضلی بزرگی‌///(برای رسیدن) فراسوی پوششی از پروردگارتان و بهشتی که پهنایش چون پهنای آسمان و زمین است (و) برای کسانی آماده شده که به خدا و پیامبرانش ایمان آوردند؛ بر یکدیگر سبقت جویید. این فضل خداست که به هر کس بخواهد آن را می‌دهد. و خدا کانون فزونی‌بخش بزرگی است. quran_en_fa No misfortune can happen on earth or in your souls but is recorded in a decree before We bring it into existence: That is truly easy for Allah: هیچ گزند و آسیبی در زمین [چون زلزله، سیل، توفان و قحطی] و در وجود خودتان [چون بیماری، رنج، تعب و از دست رفتن مال و ثروت،] روی نمی‌دهد مگر پیش از آنکه آن را به وجود آوردیم در کتابی [چون لوح محفوظ] ثبت است، بی تردید این [تقدیر حوادث و فرمان قطعی به پدید آمدنش] بر خدا آسان است.///هیچ گزند و آسیبی در زمین [چون زلزله، سیل، توفان و قحطی] و در وجود خودتان [چون بیماری، رنج، تعب و از دست رفتن مال و ثروت،] روی نمی‌دهد مگر پیش از آنکه آن را به وجود آوردیم در کتابی [چون لوح محفوظ] ثبت است، بی تردید این [تقدیر حوادث و فرمان قطعی به پدید آمدنش] بر خدا آسان است.///هیچ مصیبتى به مال یا به جانتان نرسد مگر پیش از آنکه بیافرینیمش، در کتابى نوشته شده است. و این بر خدا آسان است؛///هیچ مصیبتى نه در زمین و نه در جانتان روى ندهد مگر پیش از آن که آن را پدید آوریم در کتابى ثبت است. همانا این [کار] بر خدا آسان است///هیچ مصیبتى نه در زمین و نه در نفسهاى شما [= به شما] نرسد، مگر آنکه پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابى است. این [کار] بر خدا آسان است.///هیچ آسیبى در زمین [چون بلاهای طبیعی] و در جانتان [چون بیمارى‌ها و سختی‌ها] به شما نمی‌رسد، مگر پیش از آن که آن را پدید آوریم، در کتابى ثبت است. همانا این بر خداوند آسان است.///هر رنج و مصیبتی که در زمین (از قحطی و آفت و فقر و ستم) یا در نفس خویش (چون ترس و غم و درد و الم) به شما رسد همه در کتاب (لوح محفوظ ما) پیش از آنکه همه را (در دنیا) ایجاد کنیم ثبت است و البته این کار بر خدا آسان است.///هیچ مصیبتی در زمین [به جسم و مال‌] و به جانهای شما نرسد مگر آنکه پیش از آنکه آن را آفریده باشیم در کتابی [ثبت‌] است، بی‌گمان این امر بر خداوند آسان است‌///هیچ مصیبتی (ناخواسته) در زمین و نه در وجود شما روی نمی‌دهد مگر اینکه همه آنها قبل از آنکه زمین را بیافرینیم در لوح محفوظ ثبت است؛ و این امر برای خدا آسان است!///نرسد مصیبتی در زمین و نه در خود شما جز در کتابی است پیش از آنکه آفریمش همانا آن است بر خدا آسان‌///هیچ مصیبتی نه در زمین و نه در خودهاتان به شما نرسید، مگر اینکه - پیش از آنکه شما را سازمان دهیم- (علمش) در کتابی است (ربانی). این (کار) همواره بر خدا آسان است. quran_en_fa In order that ye may not despair over matters that pass you by, nor exult over favours bestowed upon you. For Allah loveth not any vainglorious boaster,- تا [با یقین به اینکه هر گزند و آسیبی و هر عطا و منعی فقط به اراده خداست و شما را در آن اختیاری نیست] بر آنچه از دست شما رفت، تأسف نخورید، و بر آنچه به شما عطا کرده است، شادمان و دلخوش نشوید، و خدا هیچ گردنکش خودستا را [که به نعمت‌ها مغرور شده است] دوست ندارد.///تا [با یقین به اینکه هر گزند و آسیبی و هر عطا و منعی فقط به اراده خداست و شما را در آن اختیاری نیست] بر آنچه از دست شما رفت، تأسف نخورید، و بر آنچه به شما عطا کرده است، شادمان و دلخوش نشوید، و خدا هیچ گردنکش خودستا را [که به نعمت‌ها مغرور شده است] دوست ندارد.///تا بر آنچه از دستتان مى‌رود اندوهگین نباشید و بدانچه به دستتان مى‌آید شادمانى نکنید. و خدا هیچ متکبر خودستاینده‌اى را دوست ندارد:///تا بر آنچه از دست شما رفته است اندوه نخورید و بدانچه به شما داده [دلبسته و] سرمست نباشید، و خدا هیچ خودپسند فخرفروشى را دوست نمى‌دارد///تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگین نشوید و به [سبب‌] آنچه به شما داده است شادمانى نکنید، و خدا هیچ خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد:///تا بر آنچه از دست دادید، تأسف نخورید و به آنچه به شما داده شد، [سرمستانه] شادمانى نکنید و خداوند هیچ گردن‌کش فخرفروشى را دوست ندارد،///(این تقدیر حق را بدانید) تا هرگز بر آنچه از دست شما رود دلتنگ نشوید و به آنچه به شما می‌دهد مغرور و دلشاد نگردید، و خدا دوستدار هیچ متکبر خودستایی نیست.///تا آنکه بر آنچه از دست شما رود اندوه مخورید و بر آنچه به شما بخشد شادمانی مکنید، و خداوند هیچ متکبر فخر فروشی را دوست ندارد///این بخاطر آن است که برای آنچه از دست داده‌اید تأسف نخورید، و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشید؛ و خداوند هیچ متکبر فخرفروشی را دوست ندارد!///تا دریغ نخورید (اندوهگین نشوید) بر آنچه از شما رود و نه شاد شوید بدانچه شما را آید و خدا دوست ندارد هر خرامان نازنده را///تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگین نشوید، و به آنچه به شما داده است شادمانی نکنید. و خدا هیچ خودپسند فخرکننده‌ای را دوست نمی‌دارد؛ quran_en_fa Such persons as are covetous and commend covetousness to men. And if any turn back (from Allah's Way), verily Allah is Free of all Needs, Worthy of all Praise. همانان که همواره بخل می‌ورزند و مردم را به بخل وامی دارند، و هرکه [از انفاق] روی بگرداند [زیانی به خدا نمی‌رساند]؛ زیرا خدا بی نیاز و ستوده است.///همانان که همواره بخل می‌ورزند و مردم را به بخل وامی دارند، و هرکه [از انفاق] روی بگرداند [زیانی به خدا نمی‌رساند]؛ زیرا خدا بی نیاز و ستوده است.///آنان که بخل مى‌ورزند و مردم را به بخل وامى‌دارند. و هر که رویگردان مى‌شود، بداند که خدا بى‌نیاز و ستودنى است.///همان کسانى که بخل مى‌ورزند و مردم را به بخل وا مى‌دارند. و هر که [از فرمان‌] روى گرداند، قطعا خدا بى‌نیاز ستوده است///همانان که بخل مى‌ورزند و مردم را به بخل ورزیدن وامى‌دارند. و هر که روى گرداند قطعا خدا بى‌نیاز ستوده است.///آنان که بخل مى‌ورزند و مردم را به بخل ورزیدن فرمان مى‌دهند و هر کس [از انفاق و قرض] روى گرداند، پس [بداند که] خداوند خود بى‌نیاز و ستوده است.///همان متکبرانی که خودشان (در احسان به فقیران) بخل می‌ورزند و مردم را هم به بخل و منع احسان وا می‌دارند. و هر که روی (از اطاعت حق) بگرداند خدا به کلی بی‌نیاز و ستوده صفات است.///همان کسانی که بخل می‌ورزند و مردمان را نیز به بخل می‌فرمایند، و هر کس روی بر تابد، [بداند که‌] خداوند بی نیاز ستوده است‌///همانها که بخل می‌ورزند و مردم را به بخل دعوت می‌کنند؛ و هر کس (از این فرمان) روی‌گردان شود، (به خود زیان می‌رساند نه به خدا)، چرا که خداوند بی‌نیاز و شایسته ستایش است!///آنان که بخل ورزند و فرمان دهند مردم را به بخل‌ورزیدن و هر که روی برتابد همانا خدا است بی‌نیاز ستوده‌///کسانی که بخل می‌ورزند و مردمان را به بخل ورزیدن فرمان می‌دهند. و هر که روی گرداند خدا بی‌گمان (هم) او بی‌نیاز ستوده است. quran_en_fa We sent aforetime our messengers with Clear Signs and sent down with them the Book and the Balance (of Right and Wrong), that men may stand forth in justice; and We sent down Iron, in which is (material for) mighty war, as well as many benefits for mankind, that Allah may test who it is that will help, Unseen, Him and His messengers: For Allah is Full of Strength, Exalted in Might (and able to enforce His Will). همانا ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو [ی تشخیص حق از باطل] نازل کردیم تا مردم به عدالت بر خیزند، و آهن را که در آن برای مردم قوت و نیرویی سخت و سودهایی است، فرود آوردیم و تا خدا مشخص بدارد چه کسانی او و پیامبرانش را در غیاب پیامبران یاری می‌دهند؛ یقینا خدا نیرومند و توانای شکست ناپذیر است.///همانا ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو [ی تشخیص حق از باطل] نازل کردیم تا مردم به عدالت بر خیزند، و آهن را که در آن برای مردم قوت و نیرویی سخت و سودهایی است، فرود آوردیم و تا خدا مشخص بدارد چه کسانی او و پیامبرانش را در غیاب پیامبران یاری می‌دهند؛ یقینا خدا نیرومند و توانای شکست ناپذیر است.///ما پیامبرانمان را با دلیلهاى روشن فرستادیم و با آنها کتاب و ترازو را نیز نازل کردیم تا مردم به عدالت عمل کنند. و آهن را که در آن نیرویى سخت و منافعى براى مردم است فروفرستادیم، تا خدا بداند چه کسى به نادیده، او و پیامبرانش را یارى مى‌کند. زیرا خدا توانا و پیروزمند است.///به راستى [ما] پیامبران خود را با دلایل آشکار فرستادیم و با آنها کتاب و میزان [حق و باطل‌] نازل نمودیم تا مردم به عدل و انصاف برخیزند، و آهن را که در آن نیرویى شدید و منافعى براى مردم است پدید آوردیم، و تا خدا معلوم بدارد چه کسى در نهان، او و پیامبران///به راستى [ما] پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آنها کتاب و ترازو را فرود آوردیم تا مردم به انصاف برخیزند، و آهن را که در آن براى مردم خطرى سخت و سودهایى است، پدید آوردیم، تا خدا معلوم بدارد چه کسى در نهان، او و پیامبرانش را یارى مى‌کند. آرى، خدا نیرومند شکست ناپذیر است.///بی‌گمان ما پیامبرانمان را با معجزات و دلایل آشکار فرستادیم و همراه آنان کتاب و وسیله‌ی سنجش فروفرستادیم، تا مردم به دادگرى برخیزند و آهن را فروفرستادیم که در آن نیرویى سخت است و سودهایى براى مردم دارد، [تا از آن بهره گیرند.] و تا خداوند معلوم دارد چه کسى او و پیامبرانش را در نهان یارى مى‌کند. خداوند، نیرومند و شکست‌ناپذیر است.///همانا ما پیمبران خود را با ادله و معجزات فرستادیم و با ایشان کتاب و میزان عدل نازل کردیم تا مردم به راستی و عدالت گرایند، و آهن (و دیگر فلزات) را که در آن هم سختی (جنگ و کارزار) و هم منافع بسیار بر مردم است (نیز برای حفظ عدالت) آفریدیم، و تا معلوم شود که خدا و رسلش را با ایمان قلبی که یاری خواهد کرد؟ (هر چند) که خدا بسیار قوی و مقتدر (و از یاری خلق بی‌نیاز) است.///به راستی که پیامبرانمان را همراه با پدیده‌های روشنگر فرستادیم و همراه آنان کتاب آسمانی و سنجه فرو فرستادیم، تا مردم به دادگری برخیزند، و آهن را پدید آوردیم که در آن [مایه‌] ستیز و صلابت است و نیز سودهایی برای مردم، تا سرانجام خداوند معلوم بدارد که چه کسی در نهان [جانب‌] او و پیامبرانش را یاری می‌دهد، بی‌گمان خداوند نیرومند پیروزمند است‌///ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حق از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند؛ و آهن را نازل کردیم که در آن نیروی شدید و منافعی برای مردم است، تا خداوند بداند چه کسی او و رسولانش را یاری می‌کند بی‌آنکه او را ببینند؛ خداوند قوی و شکست‌ناپذیر است!///همانا فرستادیم پیمبران خویش را به نشانیها و فرستادیم با ایشان کتاب و ترازو را تا قیام کنند مردم به داد و فرستادیم آهن را در آن نیروئی سخت و سودهائی برای مردم و تا بداند خدا آن را که یاری کند او و فرستادگانش را به نهان همانا خدا است توانای عزتمند///(ما) پیامبرانمان را به‌راستی و درستی با (همه‌ی) دلایل آشکار فرستادیم و با آنها کتاب و میزان فرود آوردیم تا مردم به انصاف (عادلانه و فاضلانه) برخیزند. و آهن را که در آن برای مردمان نیرویی سخت و سودهایی است، فرو فرستادیم، تا خدا نشانه گذارد چه کسی در نهان، او و پیامبرانش را یاری می‌کند. خدا به‌راستی نیرومندی عزیز است. quran_en_fa And We sent Noah and Abraham, and established in their line Prophethood and Revelation: and some of them were on right guidance. But many of them became rebellious transgressors. به یقین ما نوح و ابراهیم را فرستادیم و در میان فرزندان آن دو نفر، نبوت و کتاب قرار دادیم، پس برخی از آنان هدایت یافتند و بسیاری از آنان نافرمان بودند.///به یقین ما نوح و ابراهیم را فرستادیم و در میان فرزندان آن دو نفر، نبوت و کتاب قرار دادیم، پس برخی از آنان هدایت یافتند و بسیاری از آنان نافرمان بودند.///ما نوح و ابراهیم را به رسالت فرستادیم و در میان فرزندانشان نبوت و کتاب نهادیم. بعضیشان هدایت‌یافتگان بودند ولى بیشترینشان نافرمانان.///و همانا نوح و ابراهیم را فرستادیم و در میان فرزندان آن دو نبوت و کتاب نهادیم، پس برخى از آنها هدایت یافته و بسیارى از آنان فاسق بودند///و در حقیقت، نوح و ابراهیم را فرستادیم و در میان فرزندان آن دو، نبوت و کتاب را قرار دادیم: از آنها [برخى‌] راه‌یاب [شد] ند، و [لى‌] بسیارى از آنان بدکار بودند.///و همانا نوح و ابراهیم را فرستادیم و در نسل و خاندان آنان نبوت و کتاب قرار دادیم. پس برخى از آنان هدایت یافتند؛ ولى بسیارى از آنان نافرمان و بدکارند.///و البته ما نوح و ابراهیم را فرستادیم و در میان فرزندانشان نبوت و کتاب آسمانی قرار دادیم، پس آنها برخی به راه حق هدایت یافتند و بسیاری به فسق و بدکاری شتافتند.///و به راستی نوح و ابراهیم را به رسالت فرستادیم، و در زاد و رود آن دو، پیامبری و کتاب آسمانی قرار دادیم، آنگاه بعضی از آنان رهیافته و بسیاری از آنان نافرمانند///ما نوح و ابراهیم را فرستادیم، و در دودمان آن دو نبوت و کتاب قرار دادیم؛ بعضی از آنها هدایت یافته‌اند و بسیاری از آنها گنهکارند.///و همانا فرستادیم نوح و ابراهیم را و نهادیم در نژادشان پیمبری و کتاب را پس از ایشان است رهبری و بسیاری از ایشانند نافرمانان‌///و به‌راستی و درستی، نوح و ابراهیم را فرستادیم و در میان فرزندانشان نبوت و کتاب را قرار دادیم. پس برخی از آنان راه‌یافته‌اند و بسیاری از آنان فاسقانند. quran_en_fa Then, in their wake, We followed them up with (others of) Our messengers: We sent after them Jesus the son of Mary, and bestowed on him the Gospel; and We ordained in the hearts of those who followed him Compassion and Mercy. But the Monasticism which they invented for themselves, We did not prescribe for them: (We commanded) only the seeking for the Good Pleasure of Allah; but that they did not foster as they should have done. Yet We bestowed, on those among them who believed, their (due) reward, but many of them are rebellious transgressors. سپس به دنبال آنان پیامبران خود را پی در پی آوردیم و پس از آنان عیسی پسر مریم را [به رسالت] فرستادیم و به او انجیل عطا کردیم و در قلب کسانی که از او پیروی می‌کردند رأفت و رحمت قرار دادیم، و رهبانیتی که از نزد خود ساخته بودند ما بر آنان مقرر نکرده بودیم، ولی [خود آنان آن را] برای طلب خشنودی خدا [بر خود واجب کرده بودند]، اما آنگونه که باید حدود خودساخته را رعایت نکردند؛ پس پاداش کسانی از آنان را که ایمان آورده‌اند، عطا کردیم و بسیاری از آنان نافرمانند.///سپس به دنبال آنان پیامبران خود را پی در پی آوردیم و پس از آنان عیسی پسر مریم را [به رسالت] فرستادیم و به او انجیل عطا کردیم و در قلب کسانی که از او پیروی می‌کردند رأفت و رحمت قرار دادیم، و رهبانیتی که از نزد خود ساخته بودند ما بر آنان مقرر نکرده بودیم، ولی [خود آنان آن را] برای طلب خشنودی خدا [بر خود واجب کرده بودند]، اما آنگونه که باید حدود خودساخته را رعایت نکردند؛ پس پاداش کسانی از آنان را که ایمان آورده‌اند، عطا کردیم و بسیاری از آنان نافرمانند.///سپس پیامبرانمان را پس از ایشان فرستادیم. و عیسى بن مریم را از پى آنها روانه کردیم و به او انجیل را دادیم، و در دل پیروانش رأفت و رحمت نهادیم. و رهبانیتى که به بدعت آورده‌اند ما بر آنها مقرر نکرده‌ایم، اما در آن خشنودى خدا مى‌جستند، ولى حق آن را بسزا نگزاردند. ما از آن میان به کسانى که ایمان آورده بودند، پاداش دادیم ولى بیشترینشان نافرمان بودند.///آن‌گاه به دنبال آنان پیامبران خود را پى‌درپى آوردیم، و عیسى پسر مریم را از پى [آنها] فرستادیم و او را انجیل دادیم، و در دل‌هاى کسانى که از او پیروى کردند رأفت و رحمت نهادیم و ترک دنیایى که از خود ساختند ما آن را بر ایشان مقرر نکردیم [و آنها] جز به طل///آنگاه به دنبال آنان پیامبران خود را، پى‌درپى، آوردیم، و عیسى پسر مریم را در پى [آنان‌] آوردیم و به او انجیل عطا کردیم، و در دلهاى کسانى که از او پیروى کردند رأفت و رحمت نهادیم و [اما] ترک دنیایى که از پیش خود درآوردند ما آن را بر ایشان مقرر نکردیم مگر براى آنکه کسب خشنودى خدا کنند، با این حال آن را چنانکه حق رعایت آن بود منظور نداشتند. پس پاداش کسانى از ایشان را که ایمان آورده بودند بدانها دادیم و [لى‌] بسیارى از آنان دستخوش انحرافند.///سپس به دنبال آنان، پیامبران خود را پى­در­پى آوردیم و عیسى پسر مریم را در پى آنان آوردیم و به او انجیل دادیم و در دل کسانى که او را پیروى کردند، رأفت و رحمت قرار دادیم و [اما] ترک دنیایى را که از پیش خود درآوردند، ما بر آنان مقرر نکرده بودیم، مگر [آن که] برای کسب خشنودى خداوند [چنین کنند،] ولى آن­گونه که باید، حق آن را مراعات نکردند. پس به کسانى از آنان که ایمان آورده بودند، پاداش دادیم؛ ولى بسیارى از آنان نافرمان و بدکار بودند.///و از پی آنان باز رسولان دیگر و سپس عیسی مریم را فرستادیم و به او کتاب آسمانی انجیل را عطا کردیم و در دل پیروان (حقیقی) او رأفت و مهربانی نهادیم و لیکن رهبانیت و ترک دنیا را از پیش خود بدعت انگیختند، ما بر آنها جز آنکه رضا و خشنودی خدا را طلبند (در کتاب انجیل) ننوشتیم و باز آنها چنان که باید و شاید همه مراعات آن را نکردند، ما هم به آنان که ایمان آوردند پاداش و اجرشان را عطا کردیم و لیکن از آنها بسیاری به راه فسق و تبهکاری شتافتند.///سپس از پی ایشان پیامبرانمان را آوردیم، و عیسی بن مریم را از پی آوردیم، و به او انجیل دادیم و در دل کسانی که از او پیروی کردند رأفت و رحمت قرار دادیم، و رهبانیتی را به صورت بدعتی در پیش گرفتند که ما آن را بر ایشان واجب نکرده بودیم، مگر آنکه در طلب خشنودی الهی آن را در پیش گرفته بودند، ولی چنانکه شایسته رعایت بود، رعایتش نکردند، آنگاه به مؤمنان آنان پاداششان را بخشیدیم و بسیاری از آنان نافرمانند///سپس در پی آنان رسولان دیگر خود را فرستادیم، و بعد از آنان عیسی بن مریم را مبعوث کردیم و به او انجیل عطا کردیم، و در دل کسانی که از او پیروی کردند رأفت و رحمت قرار دادیم؛ و رهبانیتی را که ابداع کرده بودند، ما بر آنان مقرر نداشته بودیم؛ گرچه هدفشان جلب خشنودی خدا بود، ولی حق آن را رعایت نکردند؛ از این‌رو ما به کسانی از آنها که ایمان آوردند پاداششان را دادیم؛ و بسیاری از آنها فاسقند!///سپس از پی ایشان آوردیم فرستادگان خویش را و پشت سر ایشان آوردیم عیسی ابن مریم را و دادیم بدو انجیل را و نهادیم در دلهای آنان که پیرویش کردند مهربانی و ترحمی را و گوشه گیریی که از خویش درآوردند (بدعت کردند) ننوشتیمش بر ایشان جز از پی خوشنودی خدا پس رعایتش نکردند حق رعایتش را پس دادیم بدانان که ایمان آوردند از ایشان مزدشان را و بسیاری از ایشانند نافرمانان‌///سپس به دنبال آنان پیامبران خود را، پی در پی آوردیم. و عیسی پسر مریم را در پی (آنان) آوردیم و به او انجیل دادیم و در دل‌های کسانی که از او پیروی کردند رأفت و رحمت نهادیم‌. و (اما) رهبانیتی که از پیش خود در آوردند ما آن را بر ایشان مقرر نکردیم مگر برای آنکه کسب خشنودی خدا کنند. پس آن را چنان که حق رعایتش بود منظور نداشتند. پس پاداش کسانی از ایشان را که ایمان آوردند به آنها دادیم‌. و بسیاری از آنان فاسقانند. quran_en_fa O ye that believe! Fear Allah, and believe in His Messenger, and He will bestow on you a double portion of His Mercy: He will provide for you a Light by which ye shall walk (straight in your path), and He will forgive you (your past): for Allah is Oft-Forgiving, Most Merciful. ای مؤمنان! از خدا پروا کنید و به پیامبرش ایمان آورید تا دو سهم از رحمتش را به شما عطا کند، و برای شما نوری قرار دهد که به وسیله آن [در میان مردم] راه سپارید و شما را بیامرزد، و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///ای مؤمنان! از خدا پروا کنید و به پیامبرش ایمان آورید تا دو سهم از رحمتش را به شما عطا کند، و برای شما نوری قرار دهد که به وسیله آن [در میان مردم] راه سپارید و شما را بیامرزد، و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از خدا بترسید و به پیامبرش ایمان بیاورید تا شما را از رحمت خویش دو بار مزد بدهد. و شما را نورى عطا کند که در روشنایى آن راه بجویید و بیامرزدتان که خدا آمرزنده مهربان است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از خدا پروا دارید و به پیامبر او ایمان آورید تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشد و براى شما نورى قرار دهد که بدان راه [راست‌] روید و شما را بیامرزد، و خداوند آمرزنده‌ى مهربان است///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از خدا پروا دارید و به پیامبر او بگروید تا از رحمت خویش شما را دو بهره عطا کند و براى شما نورى قرار دهد که به [برکت‌] آن راه سپرید و بر شما ببخشاید، و خدا آمرزنده مهربان است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از [نافرمانی] خدا پروا کنید و به پیامبرش ایمان آورید، تا از رحمت خود، دو بهره به شما عطا کند و براى شما نورى قرار دهد که با آن [در دنیا و آخرت]، راه بروید و شما را بیامرزد و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.///ای کسانی که به حق گرویدید، اینک خداترس و متقی شوید و به رسولش (محمد مصطفی صلی الله علیه و آله) نیز ایمان آرید تا خدا شما را از رحمتش دو بهره نصیب گرداند (یکی بر ایمان به رسولان پیشین و یکی بر ایمان به دین رسول ختمی مرتبت) و نوری شما را عطا کند که بدان نور راه (بهشت ابد) پیمایید و از گناه شما درگذرد، و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///ای مؤمنان از خداوند پروا کنید و به پیامبر او ایمان آورید، تا بهره دوچندان از رحمت خویش به شما ارزانی دارد، و برای شما نوری قرار دهد که با آن [به درستی‌] راه روید و شما را بیامرزد، و خداوند آمرزگار مهربان است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! تقوای الهی پیشه کنید و به رسولش ایمان بیاورید تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشد و برای شما نوری قرار دهد که با آن (در میان مردم و در مسیر زندگی خود) راه بروید و گناهان شما را ببخشد؛ و خداوند غفور و رحیم است.///ای آنان که ایمان آوردید بترسید خدا را و ایمان آرید به پیمبرش دهد شما را دو بهره از رحمتش و قرار دهد برای شما تابشی که راه روید بدان و بیامرزد شما را و خدا است آمرزنده مهربان‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! از خدا پروا بدارید و به پیامبر او بگروید تا از رحمت خویش شما را دو بهره‌ی کفالت‌‌کننده، عطا کند و برای شما نوری قرار دهد که به وسیله‌ی آن راه سپرید و (خطاهایتان را) برایتان بپوشاند و خدا بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa That the People of the Book may know that they have no power whatever over the Grace of Allah, that (His) Grace is (entirely) in His Hand, to bestow it on whomsoever He wills. For Allah is the Lord of Grace abounding. تا اهل کتاب بدانند [که اگر به پیامبر اسلام ایمان نیاورند] بر چیزی از فضل خدا دسترسی نخواهند داشت؛ بی تردید همه فضل به دست خداست، آن را به هرکس بخواهد عطا می‌کند و خدا دارای فضل بزرگ است.///تا اهل کتاب بدانند [که اگر به پیامبر اسلام ایمان نیاورند] بر چیزی از فضل خدا دسترسی نخواهند داشت؛ بی تردید همه فضل به دست خداست، آن را به هرکس بخواهد عطا می‌کند و خدا دارای فضل بزرگ است.///تا اهل کتاب بدانند که به بخشایش خداوند هیچ دسترس ندارند و این بخشایش به دست اوست که به هر که خواهد ارزانى مى‌دارد، و خدا را بخشایشى عظیم است.///[خدا به مؤمنان رحمت مضاعف داد] تا اهل کتاب [این طور] ندانند که مؤمنان به چیزى از فضل خدا دست نمى‌یابند و بى‌تردید فضل و بخشش به دست خداست، آن را به هر که خواهد عطا مى‌کند، و خدا صاحب فضل و بخشش بزرگ است///تا اهل کتاب بدانند که به هیچ وجه فزون‌بخشى خدا در [حیطه‌] قدرت آنان نیست و فضل [و عنایت، تنها] در دست خداست: به هر کس بخواهد آن را عطا مى‌کند، و خدا داراى کرم بسیار است.///تا اهل کتاب گمان نکنند که [مسلمانان،] راهى به فضل خدا ندارند، و بدانند که فضل [و عنایت، تنها] به دست خداست. آن را به هر کس بخواهد، مى‌دهد و خداوند داراى بخشش بزرگ است.///تا آنان که اسلام نیاوردند از اهل کتاب بدانند که آنها هیچ به رحمت و فضل الهی دستی ندارند و هر فضلی و رحمتی به دست خداست، که او به هر که خواهد می‌بخشد و خدا دارای فضل و رحمت بزرگ و بی‌انتها است.///تا اهل کتاب بدانند که صاحب اختیار چیزی از بخشش و بخشایش الهی نیستند، و بخشش و بخشایش به دست خداوند است، به هر کس که خواهد ارزانی‌اش دارد، و خداوند دارای بخشش بیکران است‌///تا اهل کتاب بدانند که قادر بر چیزی از فضل خدا نیستند، و تمام فضل (و رحمت) به دست اوست، به هر کس بخواهد آن را می‌بخشد؛ و خداوند دارای فضل عظیم است!///تا بدانند اهل کتاب که توانایی ندارند بر چیزی از فضل خدا و آنکه فضل به دست خدا است دهدش به هر که خواهد و خدا است دارنده فضلی بزرگ‌///تا اهل کتاب ندانند که به هیچ وجه فزون‌بخشی خدا در (حیطه‌ی) قدرت آنان نیست و اینکه بخشایشگری تنها در دست خداست؛ به هرکس بخواهد آن را می‌دهد و خدا دارای فزون‌‌بخشی بسیار است. quran_en_fa Allah has indeed heard (and accepted) the statement of the woman who pleads with thee concerning her husband and carries her complaint (in prayer) to Allah: and Allah (always) hears the arguments between both sides among you: for Allah hears and sees (all things). به راستی خدا گفتار [زنی] را که درباره همسرش با تو گفتگو داشت و به خدا شکایت می‌کرد، شنید و خدا گفتگوی شما را می‌شنود؛ زیرا خدا شنوا و بیناست.///به راستی خدا گفتار [زنی] را که درباره همسرش با تو گفتگو داشت و به خدا شکایت می‌کرد، شنید و خدا گفتگوی شما را می‌شنود؛ زیرا خدا شنوا و بیناست.///خدا سخن زنى را که در باره شوهرش با تو به مجادله آمده است و به خدا شکوه مى‌کند، شنید. و خدا گفت و گوى شما را مى‌شنود، زیرا شنوا و بیناست.///قطعا خدا سخن زنى را که در باره‌ى شوهرش با تو مجادله مى‌کرد و به خدا شکایت مى‌نمود شنید، و خدا گفت و گوى شما را مى‌شنود. همانا خدا شنواى بیناست///خدا گفتار [زنى‌] را که در باره شوهرش با تو گفتگو و به خدا شکایت مى‌کرد شنید؛ و خدا گفتگوى شما را مى‌شنود، زیرا خدا شنواى بیناست.///همانا خدا سخن آن زنى را که درباره‌ی همسرش با تو مجادله و به خدا شکوه و گلایه مى‌کرد، شنید و خداوند گفتگوى شما دو نفر، را مى‌شنید. خداوند شنواى بیناست.///(ای رسول ما) خدا سخن آن زن را که درباره شوهرش با تو به مجادله برخاسته و شکوه او به خدا می‌برد محققا شنید و گفتگوهای شما را نیز خدا می‌شنود که خدا البته شنوا و بیناست. (اوس بن صامت با زن خود خوله بنت ثعلبه ظهار کرد یعنی گفت: «تو بر من چون مادری». و این کار در حکم طلاق و حرمت آور بود. زن نزد رسول آمد و حکم پرسید. رسول حکم به حرمت فرمود. زن باز مجادله کرد و آخر گفت: من به خدا شکوه می‌کنم از تنهایی و غربت خود. و آیه بعد راجع به حکم ظهار نازل شد و بر این فعل حرام کفاره معین گردید).///به راستی که خداوند سخن زنی را که با تو درباره همسرش مجادله می‌کرد و به خداوند شکایت حال خود می‌گفت، شنید، و خداوند گفت و گوی شما دو تن را می‌شنود، چرا که خداوند شنوای بیناست‌///خداوند سخن زنی را که درباره شوهرش به تو مراجعه کرده بود و به خداوند شکایت می‌کرد شنید (و تقاضای او را اجابت کرد)؛ خداوند گفتگوی شما را با هم (و اصرار آن زن را درباره حل مشکلش) می‌شنید؛ و خداوند شنوا و بیناست.///هر آینه شنید خدا سخن آن زن را که با تو ستیزه می‌کرد درباره شویش و داوری می‌خواست از خدا و خدا می‌شنید گفتگوی شما را همانا خدا است شنوای بینا///خدا به‌درستی گفته‌ی آن زنی را که درباره‌ی شوهرش با تو مجادله می‌نمود - در حالی‌که سوی خدا شکایت می‌برد – شنید. خدا گفتگوی شما هر دو را می‌شنود. خدا همواره بسی شنوای بسیار بیناست. quran_en_fa If any men among you divorce their wives by Zihar (calling them mothers), they cannot be their mothers: None can be their mothers except those who gave them birth. And in fact they use words (both) iniquitous and false: but truly Allah is one that blots out (sins), and forgives (again and again). کسانی از شما که با زنان خود «ظهار» می‌کنند [یعنی بر پایه فرهنگ جاهلی می‌گویند: تو نسبت به من به منزله مادرم هستی، پس آمیزش با تو بر من حرام ابدی است] زنانشان مادرانشان نیستند، مادرانشان فقط زنانی هستند که آنان را زاده‌اند، و آنان بی تردید سخنی ناپسند و دروغ می‌گویند و مسلما خدا بسیار باگذشت و بسیار آمرزنده است.///کسانی از شما که با زنان خود «ظهار» می‌کنند [یعنی بر پایه فرهنگ جاهلی می‌گویند: تو نسبت به من به منزله مادرم هستی، پس آمیزش با تو بر من حرام ابدی است] زنانشان مادرانشان نیستند، مادرانشان فقط زنانی هستند که آنان را زاده‌اند، و آنان بی تردید سخنی ناپسند و دروغ می‌گویند و مسلما خدا بسیار باگذشت و بسیار آمرزنده است.///از میان شما کسانى که زنانشان را ظهار مى‌کنند بدانند که زنانشان مادرانشان نشوند؛ مادرانشان فقط زنانى هستند که آنها را زاییده‌اند، و سخنى ناپسند و دروغ است که مى‌گویند. و خدا از گناهان درگذرنده است و آمرزنده است.///از شما کسانى که زنانشان را «ظهار» مى‌کنند [و مى‌گویند: تو نسبت به من به منزله مادرم هستى‌] آنها مادرانشان نیستند. مادرانشان تنها کسانى‌اند که ایشان را زاده‌اند، و قطعا آنها سخنى زشت و باطل مى‌گویند، و البته خدا باگذشت و آمرزنده است///از میان شما کسانى که زنانشان را «ظهار» مى‌کنند [و مى‌گویند: پشت تو چون پشت مادر من است‌] آنان مادرانشان نیستند. مادران آنها تنها کسانى‌اند که ایشان را زاده‌اند، و قطعا آنها سخنى زشت و باطل مى‌گویند، و [لى‌] خدا مسلما درگذرنده آمرزنده است.///کسانى از شما [مردان] که نسبت به همسرانشان ظهار مى‌کنند، [و با تشبیه آنها به مادرانشان، آنان را بر خود حرام مى‌نمایند، بدانند که] آنها مادرانشان نیستند. مادرانشان فقط کسانى هستند که آنها را زاده‌اند و آنان [بر اساس عادت جاهلى] سخنی ناپسند و باطل مى‌گویند و البته خداوند بسیار باگذشت و آمرزنده است.///کسانی از شما که با زنان خود ظهار کنند آنها مادر حقیقی شوهران نخواهند شد بلکه مادر ایشان جز آن که آنها را زاییده نیست و این مردم سخنی ناپسند و باطل می‌گویند، و خدا را عفو و بخشش بسیار است.///کسانی که از میان شما با زنانشان ظهار می‌کنند، [بدانند که‌] آن زنان [با این ماجرا در حکم‌] مادران آنان نیستند، مادران آنان جز کسانی که آنان را زاده‌اند، نیستند، و ایشان [با این عمل‌] سخنی ناپسند و ناحق می‌گویند، و بی‌گمان خداوند بخشاینده آمرزگار است‌///کسانی که از شما نسبت به همسرانشان «ظهار» می‌کنند (و می‌گویند: «أنت علی کظهر أمی = تو نسبت به من بمنزله مادرم هستی»)، آنان هرگز مادرانشان نیستند؛ مادرانشان تنها کسانی‌اند که آنها را به دنیا آورده‌اند! آنها سخنی زشت و باطل می‌گویند؛ و خداوند بخشنده و آمرزنده است!///آنان که ظهار می‌کنند از شما از زنان خویش نیستند آن زنان مادران ایشان نیستند مادرانشان مگر آنان که زائیدندشان و هر آینه گویند ناپسندی از سخن و دروغی را و همانا خدا است گذشت‌کننده آمرزشگر///از میان شما کسانی که زنانشان را ظهار می‌کنند، آنان مادرانشان نیستند. مادران (حقیقی) آنان تنها کسانی‌اند که ایشان را زاده‌اند و همانا آنان سخنی ناپسند و دروغ می‌گویند. و خدا به‌راستی و درستی درگذرنده‌ی پوشاننده است. quran_en_fa But those who divorce their wives by Zihar, then wish to go back on the words they uttered,- (It is ordained that such a one) should free a slave before they touch each other: Thus are ye admonished to perform: and Allah is well-acquainted with (all) that ye do. و کسانی که با زنانشان ظهار می‌کنند، سپس از آنچه گفته‌اند برمی گردند، باید پیش از آمیزش با هم برده‌ای [در راه خدا] آزاد کنند. این [حکمی] است که به آن اندرز داده می‌شوید، و خدا بر آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///و کسانی که با زنانشان ظهار می‌کنند، سپس از آنچه گفته‌اند برمی گردند، باید پیش از آمیزش با هم برده‌ای [در راه خدا] آزاد کنند. این [حکمی] است که به آن اندرز داده می‌شوید، و خدا بر آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///آنهایى که زنانشان را ظهار مى‌کنند، آنگاه از آنچه گفته‌اند پشیمان مى‌شوند، پیش از آنکه با یکدیگر تماس یابند، باید بنده‌اى آزاد کنند. این پندى است که به شما مى‌دهند و خدا به کارهایى که مى‌کنید آگاه است.///و کسانى که زنانشان را ظهار مى‌کنند، سپس از گفته خود باز مى‌گردند، باید پیش از آن که آمیزش کنند، بنده‌اى را آزاد نمایند. این [حکمى‌] است که بدان پند داده مى‌شوید، و خدا بدانچه مى‌کنید آگاه است///و کسانى که زنانشان را ظهار مى‌کنند، سپس از آنچه گفته‌اند پشیمان مى‌شوند، بر ایشان [فرض‌] است که پیش از آنکه با یکدیگر همخوابگى کنند، بنده‌اى را آزاد گردانند. این [حکمى‌] است که بدان پند داده مى‌شوید، و خدا به آنچه انجام مى‌دهید آگاه است.///و کسانى که نسبت به همسران خود ظهار مى‌کنند، سپس از آنچه گفته‌اند، [پشیمان می‌شوند و] برمى‌گردند، کفاره‌ی آن، این است که پیش از آمیزش با همسر، برده‌اى آزاد کنند. این [فرمانى] است که به آن پند داده مى‌شوید و خداوند به آنچه مى‌کنید، به خوبى آگاه است.///و آنان که با زنان خود ظهار کنند آن‌گاه از گفته خود برگردند، پیش از تماس و مجامعت باید برده‌ای آزاد کنند. به این عمل پند و موعظه می‌شوید (تا دیگر به این کار حرام اقدام نکنید) و خدا به تمام کردار شما آگاه است.///و کسانی که با زنانشان ظهار می‌کنند، سپس از آنچه گفته‌اند برمی‌گردند [و می‌خواهند به همسر خود بازگردند] باید پیش از آنکه با همدیگر تماس گیرند، برده‌ای آزاد کنند، این اندرزی است که به شما داده می‌شود، و خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است‌///کسانی که همسران خود را «ظهار» می‌کنند، سپس از گفته خود بازمی‌گردند، باید پیش از آمیزش جنسی با هم، برده‌ای را آزاد کنند؛ این دستوری است که به آن اندرز داده می‌شوید؛ و خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است!///و آنان که ظهار می‌کنند از زنان خویش پس بازمی‌گردند بدانچه گفتند پس آزاد کردن بنده پیش از آنکه به هم نزدیک شوند این را اندرز داده شوید بدان و خدا است بدانچه می‌کنید آگاه‌///و کسانی که زنانشان را ظهار می‌کنند، سپس از آنچه گفته‌اند برمی‌گردند، پیش از آنکه با یکدیگر همخوابگی کنند آزاد کردن دربندی (برعهده‌ی آنان) است. این (حکمی) است که بدان پند داده می‌شوید و خدا به آنچه انجام می‌دهید بسیار آگاه است. quran_en_fa And if any has not (the wherewithal), he should fast for two months consecutively before they touch each other. But if any is unable to do so, he should feed sixty indigent ones, this, that ye may show your faith in Allah and His Messenger. Those are limits (set by) Allah. For those who reject (Him), there is a grievous Penalty. کسی که توانایی [آزاد کردن برده را] ندارد، باید پیش از آنکه با هم آمیزش کنند، دو ماه پی در پی روزه بگیرد، و هر که نتواند باید شصت مسکین را طعام دهد؛ این حکم برای این است که به خدا و پیامبرش ایمان آورید [و از فرهنگ جاهلی دوری گزینید]؛ و اینها حدود خداست. و برای کافران عذابی دردناک است.///کسی که توانایی [آزاد کردن برده را] ندارد، باید پیش از آنکه با هم آمیزش کنند، دو ماه پی در پی روزه بگیرد، و هر که نتواند باید شصت مسکین را طعام دهد؛ این حکم برای این است که به خدا و پیامبرش ایمان آورید [و از فرهنگ جاهلی دوری گزینید]؛ و اینها حدود خداست. و برای کافران عذابی دردناک است.///اما کسانى که بنده‌اى نیابند، پیش از آنکه با یکدیگر تماس یابند، باید دو ماه پى در پى روزه بدارند. و آن که نتواند، شصت مسکین را طعام دهد. و این بدان سبب است که به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید. اینها حدود خداست. و براى کافران عذابى است دردآور.///و هر که [برده‌اى‌] نیابد، باید پیش از آمیزش، دو ماه پیاپى روزه بدارد، و هر کس نتواند، شصت مستمند را اطعام کند. این [حکم‌] براى آن است که به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید، و این حدود خداست، و براى کافران عذابى دردناک است///و آن کس که [بر آزادکردن بنده‌] دسترسى ندارد، باید پیش از تماس [با زن خود] دو ماه پیاپى روزه بدارد؛ و هر که نتواند، باید شصت بینوا را خوراک بدهد. این [حکم‌] براى آن است که به خدا و فرستاده او ایمان بیاورید، و این است حدود خدا. و کافران را عذابى پردرد خواهد بود.///پس کسى که [برده‌اى] نیافت، باید پیش از آمیزش با همسر، دو ماه پی­درپى روزه بگیرد و کسى که نمى‌تواند، باید شصت مسکین را خوراک بدهد. این براى آن است که به خدا و رسولش ایمان بیاورید و این مرزهای [احکام] الهى است و براى کافران [که به احکام عمل نمی‌کنند]، عذابى دردناک است.///و هر که برده نیابد (یعنی بر آزاد کردن برده توانایی ندارد) باز باید پیش از جماع دو ماه پی در پی روزه بگیرد، و باز اگر نتواند باید شصت مسکین را طعام دهد. این (حکم کفاره) برای آن است که شما به خدا و رسول او ایمان (کامل) آرید. و این احکام حدود الهی است و کافران را عذاب دردناک دوزخ مهیاست.///و هر کس که [امکان آن را] نیافت، باید که پیش از آنکه با همدیگر تماس گیرند، دو ماه پی در پی روزه بگیرد، سپس [بازهم‌] اگر نتوانست [روزه بگیرد]، در آن صورت باید به اطعام شصت فقیر بپردازد، این [کفاره‌] برای آن است که به [امر] خداوند و پیامبر او ایمان آورید، و این احکام الهی است، و برای کافران عذابی دردناک [مقرر] است‌///و کسی که توانایی (آزاد کردن برده‌ای) نداشته باشد، دو ماه پیاپی قبل از آمیزش روزه بگیرد؛ و کسی که این را هم نتواند، شصت مسکین را اطعام کند؛ این برای آن است که به خدا و رسولش ایمان بیاورید؛ اینها مرزهای الهی است؛ و کسانی که با آن مخالفت کنند، عذاب دردناکی دارند!///و آنکه نیافت پس روزه دو ماه پی‌درپی پیش از آنکه به هم نزدیک شوند و آنکه نتوانست پس خوراک شصت تن بینوا این تا ایمان آرید به خدا و پیمبرش و این است مرزهای خدا و کافران را است عذابی دردناک‌///پس کسی که (این را) نمی‌یابد، باید پیش از تماسشان دو ماه پیاپی روزه بدارد و هر که نتواند، خوراندن شصت بینوا برعهده‌ی او است. این (حکم) برای آن است که به خدا و فرستاده‌ی او (درست) ایمان بیاورید و این‌هاست حدود خدا و برای کافران عذابی دردناک است. quran_en_fa Those who resist Allah and His Messenger will be humbled to dust, as were those before them: for We have already sent down Clear Signs. And the Unbelievers (will have) a humiliating Penalty,- بی تردید کسانی که با خدا و پیامبرش دشمنی و مخالفت می‌ورزند، خوار و سرنگون می‌شوند، چنان که کسانی که پیش از آنان بودند، خوار و سرنگون شدند، و همانا ما آیات روشنی نازل کردیم، و برای کافران عذابی خوارکننده است.///بی تردید کسانی که با خدا و پیامبرش دشمنی و مخالفت می‌ورزند، خوار و سرنگون می‌شوند، چنان که کسانی که پیش از آنان بودند، خوار و سرنگون شدند، و همانا ما آیات روشنی نازل کردیم، و برای کافران عذابی خوارکننده است.///کسانى که با خدا و پیامبرش مخالفت مى‌ورزند ذلیل و خوار مى‌شوند، همچنان که پیشینیانشان خوار شده‌اند. ما آیاتى روشن نازل کردیم و کافران را عذابى است خوارکننده.///بى‌گمان کسانى که با خدا و رسولش دشمنى و مخالفت مى‌کنند خوار و ذلیل مى‌شوند، چنان که پیشینیان آنها خوار و ذلیل شدند و همانا آیات روشن [خود] را فرستاده‌ایم، و کافران را عذابى خفت‌بار است///بى‌گمان، کسانى که با خدا و فرستاده او مخالفت مى‌کنند ذلیل خواهند شد، همان‌گونه که آنان که پیش از ایشان بودند ذلیل شدند، و به راستى آیات روشن [خود] را فرستاده‌ایم، و کافران را عذابى خفت‌آور خواهد بود.///کسانى که با خدا و پیامبرش مخالفت و دشمنى مى‌کنند، خوار و سرنگون مى‌شوند، همان گونه که پیشینیانشان خوار و سرنگون شدند و همانا ما نشانه‌هاى روشنى نازل کردیم و براى کافران عذابى خوارکننده است.///آنان که با خدا و رسول او سخت مخالفت می‌کنند آنها هم مانند کافران پیش به رو در (آتش عذاب) افتند. و ما آیات روشن بیان نازل کردیم، و کافران را عذاب ذلت و خواری مهیاست.///بی‌گمان کسانی که با [امر] خداوند و پیامبر او مخالفت می‌کنند، سرنگون شوند، چنانکه پیشینیانشان هم سرنگون شدند، و به راستی آیاتی روشنگر فرو فرستاده‌ایم، و برای کافران عذابی خفت‌بار [درپیش‌] است‌///کسانی که با خدا و رسولش دشمنی می‌کنند خوار و ذلیل شدند آن‌گونه که پیشینیان خوار و ذلیل شدند؛ ما آیات روشنی نازل کردیم، و برای کافران عذاب خوارکننده‌ای است …///همانا آنان که دشمنی کنند با خدا و پیمبرش سرنگون شوند بدانسان که سرنگون شدند آنان که پیش از ایشان بودند و همانا فرستادیم آیتهائی روشن و کافران را است عذابی خوارکننده‌///بی‌گمان کسانی که با خدا و فرستاده‌ی او جدایی می‌کنند، ناچار با ذلت (به عقب) برگشت داده شده‌اند؛ همان گونه که آنان که پیش از ایشان بودند چنان شدند. و به‌راستی آیات روشن (خود) را فرستادیم و برای کافران عذابی خفت‌بار است. quran_en_fa On the Day that Allah will raise them all up (again) and show them the Truth (and meaning) of their conduct. Allah has reckoned its (value), though they may have forgotten it, for Allah is Witness to all things. در روزی که خدا همه آنان را برمی انگیزد، آن گاه به اعمالی که انجام داده‌اند، آگاهشان می‌کند، اعمالی که خدا حساب همه آنها را برشمرده است در حالی که [آنان] آن را فراموش کرده‌اند، و خدا بر هر چیز گواه است.///در روزی که خدا همه آنان را برمی انگیزد، آن گاه به اعمالی که انجام داده‌اند، آگاهشان می‌کند، اعمالی که خدا حساب همه آنها را برشمرده است در حالی که [آنان] آن را فراموش کرده‌اند، و خدا بر هر چیز گواه است.///روزى که خدا همگان را زنده مى‌کند، آنان را از کارى که کرده‌اند آگاه مى‌سازد. خدا اعمال آنها را شماره کرده است، هر چند خود از یاد برده‌اند، و خدا ناظر بر هر چیزى است.///روزى که خداوند همه آنان را برانگیزد و بدانچه کرده‌اند آگاهشان سازد. خدا حساب آن [اعمال‌] را نگه داشته و آنها فراموش کرده‌اند، و خدا بر هر چیزى گواه است///روزى که خداوند همه آنان را بر مى‌انگیزد و به آنچه کرده‌اند آگاهشان مى‌گرداند. خدا [کارهایشان را] برشمرده است و حال آنکه آنها آن را فراموش کرده‌اند، و خدا بر هر چیزى گواه است.///روزى که خداوند همه آنان را برمی‌انگیزد، آن‌گاه به آنچه کرده‌اند، آگاهشان می‌سازد. [اعمالى که] خدا همه­ی آنها را برشمرده است و آنها فراموشش کرده‌اند و خدا بر هر چیز گواه است.///در روزی که خدا جمیع خلایق را (برای حساب) برانگیزد تا آنها را به (نتیجه) اعمالشان که او تمام را به شماره ضبط فرموده و آنها فراموش کرده‌اند آگاه سازد، و خدا بر همه موجودات عالم گواه است.///روزی که خداوند همگی آنان را [از گور] برانگیزد، سپس آنان را به [حقیقت و نتیجه‌] آنچه کرده‌اند آگاه سازد، خداوند آن را در شمار آورده است اما [خود] آنان فراموشش کرده‌اند، و خداوند بر هر چیز گواه است‌///در آن روز که خداوند همه آنها را برمی‌انگیزد و از اعمالی که انجام دادند با خبر می‌سازد، اعمالی که خداوند حساب آن را نگه داشته و آنها فراموشش کردند؛ و خداوند بر هر چیز شاهد و ناظر است!///روزی که برانگیزدشان خدا همگی پس آگهیشان دهد بدانچه کردند بشمردش خدا و فراموشش کردند و خدا است بر همه چیز گواه‌///روزی که خدا همه‌ی آنان را (از گورهاشان) برمی‌انگیزد پس به دستاوردهاشان آگاهی مهمشان می‌دهد. خدا کارشان را به خوبی برشمرده است، حال آنکه آنان، آن را فراموش کرده‌اند. و خدا بر هر چیزی بسی گواه است. quran_en_fa Seest thou not that Allah doth know (all) that is in the heavens and on earth? There is not a secret consultation between three, but He makes the fourth among them, - Nor between five but He makes the sixth,- nor between fewer nor more, but He is in their midst, wheresoever they be: In the end will He tell them the truth of their conduct, on the Day of Judgment. For Allah has full knowledge of all things. آیا ندانسته‌ای که خدا آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است، می‌داند؟ هیچ گفتگوی محرمانه‌ای میان سه نفر نیست مگر اینکه او چهارمی آنان است، و نه میان پنج نفر مگر اینکه او ششمی آنان است، و نه کمتر از آن و نه بیشتر مگر اینکه هر کجا باشند او با آنان است، سپس روز قیامت آنان را به اعمالی که انجام داده‌اند آگاه می‌کند؛ زیرا خدا به همه چیز داناست.///آیا ندانسته‌ای که خدا آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است، می‌داند؟ هیچ گفتگوی محرمانه‌ای میان سه نفر نیست مگر اینکه او چهارمی آنان است، و نه میان پنج نفر مگر اینکه او ششمی آنان است، و نه کمتر از آن و نه بیشتر مگر اینکه هر کجا باشند او با آنان است، سپس روز قیامت آنان را به اعمالی که انجام داده‌اند آگاه می‌کند؛ زیرا خدا به همه چیز داناست.///آیا ندانسته‌اى که خدا هر چه را در آسمانها و زمین است مى‌داند؟ هیچ سه کس با هم نجوا نکنند مگر آنکه خداوند چهارمین آنهاست و هیچ پنج کس نباشند مگر آنکه خداوند ششمین آنهاست. و نه کمتر از این -هر جا که باشند- و نه بیشتر از این، مگر آنکه خدا با آنهاست. سپس همه را در روز قیامت به کارهایى که کرده‌اند، آگاه مى‌کند. زیرا خدا بر همه چیز آگاه است.///آیا ندانسته‌اى که خدا آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است مى‌داند؟ [هیچ‌گاه‌] سه نفر با هم نجوا نمى‌کنند مگر این که او چهارمین آنهاست، و نه پنج نفر مگر این که او ششمین آنهاست، و نه کمتر از آن و نه بیشتر مگر این که هر کجا باشند او با آنهاست. آن‌گ///آیا ندانسته‌اى که خدا آنچه را که در آسمانها و آنچه را که در زمین است مى‌داند؟ هیچ گفتگوى محرمانه‌اى میان سه تن نیست مگر اینکه او چهارمین آنهاست، و نه میان پنج تن مگر اینکه او ششمین آنهاست، و نه کمتر از این [عدد] و نه بیشتر، مگر اینکه هر کجا باشند او با آنهاست. آنگاه روز قیامت آنان را به آنچه کرده‌اند آگاه خواهد گردانید، زیرا خدا به هر چیزى داناست.///آیا ندیدى که خداوند آنچه را در آسمان‌ها و زمین است، مى‌داند؟ هیچ نجوایی میان سه نفر رخ نمى‌دهد، مگر آن که او چهارمین آنهاست و نه میان پنج نفر، مگر آن که او ششمین آنان است و نه کمتر از آن و نه بیشتر، مگر این که هر جا باشند، او با آنهاست. سپس آنان را در روز قیامت از آنچه کرده‌اند، آگاه مى‌گرداند. خداوند به هر چیزى بسیار داناست.///آیا ندیدی که آنچه در آسمانها و زمین است خدا بر آن آگاه است؟ هیچ رازی سه کس با هم نگویند جز آنکه خدا چهارم آنها و نه پنج کس جز آنکه خدا ششم آنها و نه کمتر از آن و نه بیشتر جز آنکه هر کجا باشند او با آنهاست سپس روز قیامت همه را به (نتیجه نیک و بد) اعمالشان آگاه خواهد ساخت که خدا به کلیه امور عالم داناست.///آیا نیندیشیده‌ای که خداوند آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است می‌داند، هیچ رازگویی سه تن نباشد مگر آنکه او چهارمین آنان است، و نه [رازگویی‌] پنج تن مگر آنکه او ششمین آنان است، و نه کمتر از این و نه بیشتر مگر آنکه او هر جا که باشند با ایشان است، سپس در روز قیامت آنان را به [نتیجه و حقیقت‌] کار و کردارشان آگاه می‌سازد، بی‌گمان خداوند به هر چیزی داناست‌///آیا نمی‌دانی که خداوند آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است می‌داند؛ هیچ گاه سه نفر با هم نجوا نمی‌کنند مگر اینکه خداوند چهارمین آنهاست، و هیچ گاه پنج نفر با هم نجوا نمی‌کنند مگر اینکه خداوند ششمین آنهاست، و نه تعدادی کمتر و نه بیشتر از آن مگر اینکه او همراه آنهاست هر جا که باشند، سپس روز قیامت آنها را از اعمالشان آگاه می‌سازد، چرا که خداوند به هر چیزی داناست!///آیا ننگریستی که خدا داند آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و نیست رازگوئی سه تن جز آنکه او است چهارمیشان و نه پنج تن جز آنکه او است ششمین ایشان و نه کمتر از این و نه بیشتر جز آنکه او است با ایشان هر جا باشند و سپس آگهیشان دهد به آنچه کردند روز رستاخیز همانا خدا است به هر چیزی دانا///آیا ندیدی (که) خدا به‌راستی آنچه را که در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است می‌داند؟ هیچ گفتگوی محرمانه‌ای میان سه تن نیست مگر آنکه او چهارمین آن‌ها است و نه پنج تن جز آنکه او ششمین آن‌ها است، و نه کمتر یا بیش‌تر جز آنکه او با آنهاست، هر جا (که) باشند. سپس روز قیامت آنان را به آنچه کرده‌اند آگاهی بس مهم خواهد داد. همواره خدا به هر چیزی بسی داناست. quran_en_fa Turnest thou not thy sight towards those who were forbidden secret counsels yet revert to that which they were forbidden (to do)? And they hold secret counsels among themselves for iniquity and hostility, and disobedience to the Messenger. And when they come to thee, they salute thee, not as Allah salutes thee, (but in crooked ways): And they say to themselves, "Why does not Allah punish us for our words?" Enough for them is Hell: In it will they burn, and evil is that destination! آیا کسانی را که از گفتگوی محرمانه منع شده بودند، ندیدی؟ که باز به کاری که از آن منع شده بودند باز می‌گردند، و با یکدیگر از روی گناه و دشمنی و سرپیچی از پیامبر، محرمانه گفتگو می‌کنند، و هنگامی که نزد تو آیند به صورتی تو را درود می‌گویند که خدا به تو درود نگفته است، و در دل خود می‌گویند: چرا خدا ما را به سبب آنچه می‌گوییم عذاب نمی‌کند؟! دوزخ برای آنان کافی است، در آن وارد می‌شوند، و بد بازگشت گاهی است.///آیا کسانی را که از گفتگوی محرمانه منع شده بودند، ندیدی؟ که باز به کاری که از آن منع شده بودند باز می‌گردند، و با یکدیگر از روی گناه و دشمنی و سرپیچی از پیامبر، محرمانه گفتگو می‌کنند، و هنگامی که نزد تو آیند به صورتی تو را درود می‌گویند که خدا به تو درود نگفته است، و در دل خود می‌گویند: چرا خدا ما را به سبب آنچه می‌گوییم عذاب نمی‌کند؟! دوزخ برای آنان کافی است، در آن وارد می‌شوند، و بد بازگشت گاهی است.///آیا آنها را که از نجوا منع شده بودند ندیدى که کارى را که از آن منع شده بودند از سر گرفتند و باز هم براى گناه و دشمنى و نافرمانى از پیامبر با هم نجوا مى‌کنند؟ و چون نزد تو مى‌آیند، به گونه‌اى تو را سلام مى‌گویند که خدا تو را بدان گونه سلام نگفته است، و در دل مى‌گویند: چرا خدا ما را بدانچه مى‌گوییم عذاب نمى‌کند؟ جهنم برایشان کافى است. بدان داخل مى‌شوند، و این بد سرانجامى است.///آیا به کسانى که از نجوا منع شده بودند نظر نیفکندى که باز بدانچه از آن منع شده‌اند بر مى‌گردند و به [منظور] گناه و تعدى و مخالفت پیامبر با یکدیگر نجوا مى‌کنند و چون نزد تو مى‌آیند تو را بدان شیوه که خدا سلام و تحیت نگفته است سلام مى‌دهند و در دل خود م///آیا کسانى را که از نجوا منع شده بودند، ندیدى که باز بدانچه از آن منع گردیده‌اند، برمى‌گردند و با همدیگر به [منظور] گناه و تعدى و سرپیچى از پیامبر، محرمانه گفتگو مى‌کنند و چون به نزد تو آیند، تو را بدانچه خدا به آن [شیوه‌] سلام نگفته سلام مى‌دهند و در دلهاى خود مى‌گویند: «چرا به آنچه مى‌گوییم خدا ما را عذاب نمى‌کند؟» جهنم براى آنان کافى است؛ در آن درمى‌آیند، و چه بد سرانجامى است.///آیا نظر نکردى به کسانى که از سخنان در گوشی نهى شدند؟ سپس باز به کارى که از آن منع شده بودند، بازگشتند و براى گناه و ستم و نافرمانى پیامبر با یکدیگر نجوا مى‌کنند و [با این حال] هنگامى که نزد تو مى‌آیند، کلماتى براى تحیت و سلام بر تو به کار مى‌برند که [حتى] خدا تو را با آن تحیت و سلام نگفته است و با خود مى‌گویند: «پس چرا خداوند ما را به سبب آنچه مى‌گوییم، عذاب نمى‌کند؟» دوزخ براى آنان بس است که وارد آن مى‌شوند. پس چه بد سرانجامى است!///آیا آنان (یعنی یهود و منافقان) را که از نجوا و راز گفتن با هم ممنوع شدند ندیدی که باز هم با یکدیگر بر بزهکاری و دشمنی و مخالفت رسول راز گفتن از سرگرفتند؟ و هر گاه حضور تو آیند (از مکر و خدیعت) تو را سلام و تحیتی گویند که خدا نفرموده است و پیش خود می‌گویند: (اگر این شخص رسول خداست) چرا خدا بر این سلام (تمسخر آمیزی) که به او می‌کنیم ما را عذاب نمی‌کند؟! عذاب دوزخ آنها را کفایت است که در آنجا که بسیار بد منزلگاهی است پیوسته معذب خواهند شد.///آیا ننگریسته‌ای در کار کسانی که از نجوا نهی شده‌اند، سپس به آنچه از آن نهی شده‌اند، باز می‌گردند و به گناه و ستمکاری و نافرمانی از پیامبر باهم نجوا می‌کنند، و چون به نزدت آیند به نحوی به تو درود می‌فرستند که خداوند آن گونه به تو درود نفرستاده است، و در دلهایشان گویند چرا به خاطر آنچه می‌گوییم خداوند عذابمان نمی‌کند؟ جهنم برایشان کافی است که به آن اندر آیند، و چه بد سرانجامی است‌///آیا ندیدی کسانی را که از نجوا [= سخنان درگوشی‌] نهی شدند، سپس به کاری که از آن نهی شده بودند بازمی‌گردند و برای انجام گناه و تعدی و نافرمانی رسول خدا به نجوا می‌پردازند و هنگامی که نزد تو می‌آیند تو را تحیتی (و خوشامدی) می‌گویند که خدا به تو نگفته است، و در دل می‌گویند: «چرا خداوند ما را بخاطر گفته‌هایمان عذاب نمی‌کند؟!» جهنم برای آنان کافی است، وارد آن می‌شوند، و چه بد فرجامی است!///آیا ننگریستی بدانان که نهی شدند از رازگفتن (آهسته سر به گوشی سخن‌گفتن) پس بازگردند بدانچه نهی شدند از آن و راز گویند به گناه و دشمنی و نافرمانی پیمبر و هر گاه آیندت درودت گویند بدانچه درودت نگفت بدان خدا و گویند پیش خود چرا عذاب نکند ما را خدا بدانچه گوئیم بس است ایشان را دوزخ چشندش پس چه زشت است آن جایگاه‌///آیا کسانی را که از نجوا منع شدند، ندیدی (که) سپس به آنچه از آن منع گردیدند بر می‌گردند و با همدیگر به گناه دنباله‌دار و عدوان و عصیان پیامبر، محرمانه گفتگو می‌کنند و هنگامی که نزد تو آیند، تو را بدانچه خدا به آن (شیوه) زنده‌باد نگفته، زنده‌باد می‌گویند و در میان خودشان می‌گویند: «چرا به آنچه می‌گوییم خدا ما را عذاب نمی‌کند؟» جهنم برای آنان کافی است، آن را می‌افروزند. پس چه بد سرانجامی است. quran_en_fa O ye who believe! When ye hold secret counsel, do it not for iniquity and hostility, and disobedience to the Prophet; but do it for righteousness and self-restraint; and fear Allah, to Whom ye shall be brought back. ای اهل ایمان! هنگامی که محرمانه با یکدیگر گفتگو می‌کنید از روی گناه و دشمنی و سرپیچی از پیامبر با هم گفتگوی محرمانه نکنید، و بر پایه [تشویق یکدیگر به] نیکی و تقوا گفتگوی محرمانه کنید، و از خدایی که به سوی او محشور می‌شوید، پروا کنید.///ای اهل ایمان! هنگامی که محرمانه با یکدیگر گفتگو می‌کنید از روی گناه و دشمنی و سرپیچی از پیامبر با هم گفتگوی محرمانه نکنید، و بر پایه [تشویق یکدیگر به] نیکی و تقوا گفتگوی محرمانه کنید، و از خدایی که به سوی او محشور می‌شوید، پروا کنید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، اگر با یکدیگر نجوا مى‌کنید، در باب گناه و دشمنى و نافرمانى از پیامبر نجوا مکنید، بلکه در باب نیکى و پرهیزگارى نجوا کنید. از آن خدایى که همگان نزد او گرد مى‌آیید بترسید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! چون با یکدیگر نجوا مى‌کنید، در باب گناه و تعدى و نافرمانى پیامبر نجوا نکنید، و به نیکوکارى و پرهیزکارى نجوا کنید، و از خدایى که به سوى او محشور مى‌شوید پروا بدارید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چون با یکدیگر محرمانه گفتگو مى‌کنید، به [قصد] گناه و تعدى و نافرمانى پیامبر با همدیگر محرمانه گفتگو نکنید، و به نیکوکارى و پرهیزگارى نجوا کنید، و از خدایى که نزد او محشور خواهید گشت پروا دارید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! هرگاه نجوا مى‌کنید، به گناه و ستم و نافرمانى پیامبر نجوا نکنید و به کار نیک و تقوا نجوا کنید! و از [نافرمانی] خداوندی که به سویش محشور مى‌شوید، پروا کنید.///ای کسانی که ایمان آورده‌اید، شما هر گاه با هم، سخنی به راز گویید هرگز بر بزهکاری و دشمنی و مخالفت رسول نگویید بلکه بر نیکویی و تقوا راز به میان آرید و از خدا که به سوی او محشور خواهید شد بترسید و پرهیزکار شوید.///ای مؤمنان چون رازگویی کنید، به قصد گناه و ستمکاری و نافرمانی از پیامبر نجوا مکنید، و به قصد نیکی و تقوا نجوا کنید، و از خداوندی که نزد او محشور می‌گردید پروا کنید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که نجوا می‌کنید، و به گناه و تعدی و نافرمانی رسول (خدا) نجوا نکنید، و به کار نیک و تقوا نجوا کنید، و از خدایی که همگی نزد او جمع می‌شوید بپرهیزید!///ای آنان که ایمان آوردید گاهی که با هم راز گوئید راز نگوئید به گناه و دشمنی و نافرمانی پیمبر و راز گوئید به نیکوکاری و پرهیزکاری و بترسید خدائی را که بسویش گردآورده شوید///هان ای کسانی که ایمان آوردید! چون با یکدیگر محرمانه گفتگو کنید، به آنچه دارای پیامدی بد و یا تعدی و نافرمانی پیامبر است با همدیگر محرمانه گفتگو نکنید و به نیکوکاری و پرهیزگاری نجوا کنید و از خدایی که سویش محشور خواهید شد پروا بدارید. quran_en_fa Secret counsels are only (inspired) by the Evil One, in order that he may cause grief to the Believers; but he cannot harm them in the least, except as Allah permits; and on Allah let the Believers put their trust. جز این نیست که گفتگوی محرمانه [بی منطق و رازگویی بی دلیل] از [ناحیه] شیطان است تا مؤمنان را اندوهگین کند، ولی نمی‌تواند هیچ گزندی به آنان برساند مگر به فرمان خدا. و مؤمنان فقط باید بر خدا توکل کنند [که توکل کننده به خدا از گزند شیطان مصون است.]///جز این نیست که گفتگوی محرمانه [بی منطق و رازگویی بی دلیل] از [ناحیه] شیطان است تا مؤمنان را اندوهگین کند، ولی نمی‌تواند هیچ گزندی به آنان برساند مگر به فرمان خدا. و مؤمنان فقط باید بر خدا توکل کنند [که توکل کننده به خدا از گزند شیطان مصون است.]///هر آینه نجواکردن کار شیطان است که مى‌خواهد مؤمنان را محزون کند و حال آنکه هیچ زیانى، جز به فرمان خداوند، به آنها نمى‌رساند. و مؤمنان باید که بر خدا توکل کنند.///جز این نیست که نجوا از شیطان است، تا کسانى را که ایمان آورده‌اند محزون کند، ولى جز به اذن خدا هیچ آسیبى به آنها نمى‌رساند، و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند///چنان نجوایى صرفا از [القاآت‌] شیطان است، تا کسانى را که ایمان آورده‌اند دلتنگ گرداند، و [لى‌] جز به فرمان خدا هیچ آسیبى به آنها نمى‌رساند، و مؤمنان باید بر خدا اعتماد کنند.///سخنان در گوشی از سوى شیطان است، تا مؤمنان را اندوهگین کند. اما هیچ زیانى به آنان نمى‌رساند، مگر به اجازه‌ی خداوند. پس مؤمنان تنها بر خدا توکل کنند.///همیشه نجوا و راز گفتن از (نفوس شریره) شیطان است که می‌خواهد مؤمنان را دلتنگ و پریشان خاطر کند در صورتی که هیچ زیان به آنها نمی‌رساند جز آنکه امر خدا باشد، و مؤمنان باید همیشه بر خدا توکل کنند.///جز این نیست که نجوا از سوی شیطان است تا مؤمنان را غمگین کند، و هیچ زیان رسان به آنان نیست، مگر به اذن الهی، و مؤمنان باید فقط بر خداوند توکل کنند///نجوا تنها از سوی شیطان است؛ می‌خواهد با آن مؤمنان غمگین شوند؛ ولی نمی‌تواند هیچ گونه ضرری به آنها برساند جز بفرمان خدا؛ پس مؤمنان تنها بر خدا توکل کنند!///جز این نیست که رازگوئی از شیطان است تا اندوهگین سازد آنان را که ایمان آوردند و نیست زیان‌رساننده آنان به چیزی جز به دستور خدا و بر خدا پس باید توکل کنند مؤمنان‌///(اینگونه) نجوا بی‌گمان تنها از شیطان است، تا کسانی که ایمان آوردند غمگین شوند. و (این نجوا) جز به اذن خدا هیچ آسیبی به آنان نمی‌رساند. و مؤمنان باید تنها بر خدا اعتماد کنند. quran_en_fa O ye who believe! When ye are told to make room in the assemblies, (spread out and) make room: (ample) room will Allah provide for you. And when ye are told to rise up, rise up Allah will rise up, to (suitable) ranks (and degrees), those of you who believe and who have been granted (mystic) Knowledge. And Allah is well-acquainted with all ye do. ای مؤمنان! هنگامی که گویند: در مجالس [برای نشستن دیگر برادرانتان] جا باز کنید، پس جا باز کنید، تا خدا برای شما [در بهشت] جا باز کند. و چون گویند: برخیزید، بی درنگ برخیزید تا خدا مؤمنان از شما را به درجه‌ای و دانشمندانتان را به درجاتی [عظیم و باارزش] بلند گرداند، و خدا به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///ای مؤمنان! هنگامی که گویند: در مجالس [برای نشستن دیگر برادرانتان] جا باز کنید، پس جا باز کنید، تا خدا برای شما [در بهشت] جا باز کند. و چون گویند: برخیزید، بی درنگ برخیزید تا خدا مؤمنان از شما را به درجه‌ای و دانشمندانتان را به درجاتی [عظیم و باارزش] بلند گرداند، و خدا به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چون شما را گویند در مجالس جاى باز کنید، جاى باز کنید تا خدا در کار شما گشایش دهد. و چون گویند که برخیزید، برخیزید. خدا آنهایى را که ایمان آورده‌اند و کسانى را که دانش یافته‌اند به درجاتى برافرازد، و خدا به کارهایى که مى‌کنید آگاه است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! هرگاه به شما گفته شد در مجلس‌ها [براى برادرانتان‌] جاى باز کنید، جاى باز کنید تا خدا براى شما [در بهشت‌] جاى بگشاید. و چون گفته شد برخیزید، برخیزید تا خدا کسانى از شما را که ایمان آورده و کسانى را که دانش داده شده‌اند رتب///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چون به شما گفته شود: «در مجالس جاى باز کنید»، پس جاى باز کنید تا خدا براى شما گشایش حاصل کند، و چون گفته شود: «برخیزید»، پس برخیزید. خدا [رتبه‌] کسانى از شما را که گرویده و کسانى را که دانشمندند [بر حسب‌] درجات بلند گرداند، و خدا به آنچه مى‌کنید آگاه است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! چون به شما بگویند: «در مجالس جا باز کنید.» پس جا باز کنید، تا خدا نیز براى شما گشایش دهد و هرگاه بگویند: «برخیزید!» پس بى‌درنگ برخیزید. خدا از میان شما، مؤمنان را به درجه‌اى و دانشمندان را به درجاتى بالا مى‌برد و خداوند به آنچه مى‌کنید، به خوبى آگاه است.///ای اهل ایمان، هرگاه شما را گفتند که در مجالس خود جای را (بر یکدیگر) فراخ دارید، جای باز کنید (و برای نشستن مکان بالاتر و نزدیک‌تر به پیغمبر تنازع و تزاحم مکنید) تا خدا بر توسعه (مکان و مقام و منزلت) شما بیفزاید و هرگاه گفتند که از جای خود (برای توسعه مجلس یا کار خیر دیگری) برخیزید، برخیزید، تا خدا مقام اهل ایمان و دانشمندان شما را (در دو جهان) رفیع گرداند، و خدا به هر چه کنید به همه آگاه است.///ای مؤمنان چون به شما گفته شود در مجالس جا باز کنید، باز کنید، که خداوند در کار شما گشایش آورد، و چون گفته شود برخیزید، برخیزید، خداوند از میان شما مؤمنان و دانش یافتگان را به درجاتی رفعت دهد و خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که به شما گفته شود: «مجلس را وسعت بخشید (و به تازه‌واردها جا دهید)»، وسعت بخشید، خداوند (بهشت را) برای شما وسعت می‌بخشد؛ و هنگامی که گفته شود: «برخیزید»، برخیزید؛ اگر چنین کنید، خداوند کسانی را که ایمان آورده‌اند و کسانی را که علم به آنان داده شده درجات عظیمی می‌بخشد؛ و خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است!///ای آنان که ایمان آوردید هر گاه گفته شود به شما جای باز کنید در نشستگاه‌ها پس جای دهید تا جای دهد شما را خدا و گاهی که گفته شود برخیزید پس برخیزید بالا برد خدا آنان را که ایمان آوردند از شما و آنان را که داده شدند دانش را پایه هائی و خدا است بدانچه کنید آگاه‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! چون به شما گفته شود: «در مجالس تا اندازه‌ی توان‌ (تان برای دیگران) جای بگشایید»، پس جای گشایید، تا خدا برای شما گشایش دهد. و هنگامی که گفته شود: «برخیزید»، برخیزید. تا خدا کسانی از شما را که گرویده و کسانی را که دانش (ایمانی) داده شده‌اند به مراتبی بلند گرداند. و خدا به آنچه می‌کنید بسی آگاه است. quran_en_fa O ye who believe! When ye consult the Messenger in private, spend something in charity before your private consultation. That will be best for you, and most conducive to purity (of conduct). But if ye find not (the wherewithal), Allah is Oft-Forgiving, Most Merciful. ای مؤمنان! زمانی که می‌خواهید با پیامبر گفتگوی محرمانه کنید، پیش از گفتگوی محرمانه خود صدقه دهید، این برای شما بهتر و پاکیزه‌تر است، و اگر چیزی برای صدقه نیافتید [اجازه دارید محرمانه گفتگو کنید] زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///ای مؤمنان! زمانی که می‌خواهید با پیامبر گفتگوی محرمانه کنید، پیش از گفتگوی محرمانه خود صدقه دهید، این برای شما بهتر و پاکیزه‌تر است، و اگر چیزی برای صدقه نیافتید [اجازه دارید محرمانه گفتگو کنید] زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چون خواهید که با پیامبر نجوا کنید، پیش از نجواکردنتان صدقه بدهید. این براى شما بهتر و پاکیزه‌تر است. و اگر براى صدقه چیزى نیافتید، خدا آمرزنده و مهربان است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! چون [خواستید] با پیامبر نجوا کنید، پیش از نجوایتان صدقه‌اى تقدیم دارید. این [کار] براى شما بهتر و پاکیزه‌تر است پس اگر چیزى نیافتید، بى‌گمان خدا آمرزنده‌ى مهربان است///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، هرگاه با پیامبر [خدا] گفتگوى محرمانه مى‌کنید، پیش از گفتگوى محرمانه خود صدقه‌اى تقدیم بدارید. این [کار] براى شما بهتر و پاکیزه‌تر است؛ و اگر چیزى نیافتید بدانید که خدا آمرزنده مهربان است.///اى مؤمنان! هرگاه خواستید با پیامبر خصوصى گفتگو کنید، پیش از نجواى خود، صدقه‌اى بدهید. این براى شما بهتر و پاکیزه‌تر است و اگر [مالى] نیافتید، [مى‌توانید به گفتگو بنشینید.] پس خداوند آمرزنده و مهربان است.///ای اهل ایمان، هر گاه بخواهید که با رسول سخن سری گویید (یا سؤالی کنید) پیش از این کار باید مبلغی صدقه دهید که این صدقه برای شما بهتر و پاکیزه‌تر است (که شما را از سؤالات بی‌جا بر کنار و از بخل و لئامت پاک می‌گرداند) و اگر (از فقر) چیزی (برای صدقه) نیابید در این صورت خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///ای مؤمنان چون خواهید که با پیامبر راز گویید، پیش از نجوایتان صدقه‌ای تقدیم دارید این برای شما بهتر و پاکیزه‌تر است، اما اگر چیزی نیافتید، بی‌گمان خداوند آمرزگار مهربان است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که می‌خواهید با رسول خدا نجوا کنید (و سخنان درگوشی بگویید)، قبل از آن صدقه‌ای (در راه خدا) بدهید؛ این برای شما بهتر و پاکیزه‌تر است و اگر توانایی نداشته باشید، خداوند غفور و رحیم است!///ای آنان که ایمان آوردید هر گاه راز گوئید با پیمبر پس پیش فرستید پیش روی رازگفتن خویش صدقه این بهتر است شما را و پاکتر پس اگر نداشتید همانا خدا است آمرزنده مهربان‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! هنگامی که با پیامبر گفتگویی محرمانه می‌کنید، پیش از گفتگوی محرمانه‌ی خود صدقه‌ای پیشکش کنید. این برای شما بهتر و پاکیزه‌تر است. پس اگر چیزی نیافتید خدا بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa Is it that ye are afraid of spending sums in charity before your private consultation (with him)? If, then, ye do not so, and Allah forgives you, then (at least) establish regular prayer; practise regular charity; and obey Allah and His Messenger. And Allah is well-acquainted with all that ye do. آیا ترسیدید از اینکه پیش از گفتگوی محرمانه خود صدقاتی بپردازید؟ پس چون نپرداختید و خدا هم توبه شما را پذیرفت، پس نماز را برپا دارید و زکات بدهید و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید، و خدا به اعمالی که انجام می‌دهید، آگاه است.///آیا ترسیدید از اینکه پیش از گفتگوی محرمانه خود صدقاتی بپردازید؟ پس چون نپرداختید و خدا هم توبه شما را پذیرفت، پس نماز را برپا دارید و زکات بدهید و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید، و خدا به اعمالی که انجام می‌دهید، آگاه است.///آیا ترسیدید پیش از نجوا کردن صدقه‌ها بدهید؟ حال که صدقه نداده‌اید و خدا هم توبه شما را پذیرفته است، پس نماز بگزارید و زکات بدهید و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید، که خدا به کارهایى که مى‌کنید آگاه است.///آیا [از فقر] ترسیدید که پیش از نجوایتان صدقه‌هایى بدهید؟ پس حالا که عمل نکردید و خدا هم بر شما بخشود، نماز برپا دارید و زکات دهید و خدا و رسول او را اطاعت کنید، و خدا به آنچه مى‌کنید آگاه است///آیا ترسیدید که پیش از گفتگوى محرمانه خود صدقه‌هایى تقدیم دارید؟ و چون نکردید و خدا [هم‌] بر شما بخشود، پس نماز را برپا دارید و زکات را بدهید و از خدا و پیامبر او فرمان برید، و خدا به آنچه مى‌کنید آگاه است.///آیا نگران شدید از این که پیش از نجوایتان صدقه‌هایى بپردازید؟ حال که چنین نکردید و خداوند از شما درگذشت. پس نماز به پا دارید و زکات بپردازید و خدا و رسولش را اطاعت کنید و خداوند به آنچه مى‌کنید، آگاه است.///آیا از اینکه پیش از راز گفتن با رسول صدقه دهید (از فقر) ترسیدید؟ پس حال که اداء صدقه نکردید و خدا هم شما را بخشید اینک نماز به پا دارید و زکات بدهید و خدا و رسول او را اطاعت کنید، و خدا به هر چه کنید آگاه است.///[سپس که کسی جز علی ع توفیق نیافت فرمود] آیا ترسیدید که پیش از نجوایتان صدقاتی تقدیم دارید؟ حال که چنین نکردید و خداوند هم از شما درگذشت، پس نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و از خداوند و پیامبرش اطاعت کنید، و خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است‌///آیا ترسیدید فقیر شوید که از دادن صدقات قبل از نجوا خودداری کردید؟! اکنون که این کار را نکردید و خداوند توبه شما را پذیرفت، نماز را برپا دارید و زکات را ادا کنید و خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید و (بدانید) خداوند از آنچه انجام می‌دهید با خبر است!///آیا ترسیدید که پیش پردازید پیش روی رازگوئی خویش صدقه‌هائی اکنون که نکردید و توبه کرد خدا بر شما پس بپای دارید نماز را و بدهید زکات را و فرمان برید خدا و پیمبرش را و خدا است بدانچه کنید آگاه‌///آیا با بزرگداشت (حضرتش) ترسیدید که پیش از گفتگوی محرمانه‌ی خود صدقه‌هایی تقدیم دارید؟ پس چون (چنان) نکردید و خدا (هم) بر شما بازگشت (کرد)، پس نماز را بر پا بدارید و زکات را بدهید و خدا و پیامبرش را فرمان برید. و خدا به آنچه می‌کنید بسی آگاه است. quran_en_fa Turnest thou not thy attention to those who turn (in friendship) to such as have the Wrath of Allah upon them? They are neither of you nor of them, and they swear to falsehood knowingly. آیا به کسانی که قوم مورد خشم خدا را به دوستی گرفتند، ننگریستی؟ اینان نه از شمایند و نه از آنان، و به دروغ سوگند می‌خورند [که از شمایند] و خود آگاهند [که دروغ می‌گویند.]///آیا به کسانی که قوم مورد خشم خدا را به دوستی گرفتند، ننگریستی؟ اینان نه از شمایند و نه از آنان، و به دروغ سوگند می‌خورند [که از شمایند] و خود آگاهند [که دروغ می‌گویند.]///آیا ندیده‌اى آن کسان را که با مردمى که خدا بر آنها خشم گرفته بود، دوستى ورزیدند؟ اینان نه از شمایند و نه از ایشان. و خود مى‌دانند که بر دروغ سوگند مى‌خوردند.///آیا ندیدى کسانى را که قومى را دوست گرفتند که خدا بر آنها خشم گرفته است؟ اینان نه از شما هستند و نه از آنها، و به دروغ سوگند مى‌خورند [که با شمایند] و خود مى‌دانند///آیا ندیده‌اى کسانى را که قومى را که مورد خشم خدایند به دوستى گرفته‌اند؟ آنها نه از شمایند و نه از ایشان، و به دروغ سوگند یاد مى‌کنند و خودشان [هم‌] مى‌دانند.///آیا ندیدى کسانى را که با گروهى که مورد خشم خداوند بودند، طرح دوستى ریختند؟ آنها نه از شما هستند و نه از آنان و با این که خود مى‌دانند، به دروغ سوگند مى‌خورند [که از شما هستند].///آیا آن (منافق) مردمی را ندیدی که با (یهود) قومی که خدا بر آنها غضب کرده است دوستی کردند؟ آنها به حقیقت نه از شما مسلمین و نه از فرقه یهودند و به دروغ قسم یاد می‌کنند (که ما اهل ایمانیم) در صورتی که خود می‌دانند.///آیا ننگریسته‌ای کسانی را که با قومی که خداوند بر آنان خشم آورده است، و نه از شما هستند و نه از آنان [یهودیان‌]، دوستی ورزیده‌اند؟ و آگاهانه به دروغ سوگند می‌خورند///آیا ندیدی کسانی را که طرح دوستی با گروهی که مورد غضب خدا بودند ریختند؟! آنها نه از شما هستند و نه از آنان! سوگند دروغ یاد می‌کنند (که از شما هستند) در حالی که خودشان می‌دانند (دروغ نمی‌گویند)!///آیا ننگریستی بدانان که دوستی کردند با گروهی که خشم گرفت خدا بر ایشان نیستند ایشان از شما و نه از ایشان و سوگند یاد کنند بر دروغ و خود می‌دانند///آیا کسانی را ننگریسته‌ای که گروهی را که خدا بر آنان خشم کرده به دوستی گرفته‌اند؟ آنان نه از شمایند و نه از ایشان و به دروغ سوگند یاد می‌کنند در حالی که خودشان (هم) می‌دانند. quran_en_fa Allah has prepared for them a severe Penalty: evil indeed are their deeds. خدا برای آنان عذاب سختی آماده کرده است؛ زیرا آنچه را که همواره انجام می‌دادند، بسیار بد است.///خدا برای آنان عذاب سختی آماده کرده است؛ زیرا آنچه را که همواره انجام می‌دادند، بسیار بد است.///خدا بر ایشان عذابى سخت آماده کرده است. زیرا کارهایى که مى‌کنند ناپسند است.///خدا براى آنها عذابى سخت فراهم کرده است. به راستى آنها بد عمل مى‌کردند///خدا براى آنان عذابى سخت آماده کرده است. راستى که چه بد مى‌کردند.///خدا براى آنان عذاب سختى آماده کرده است، زیرا کارى مى‌کردند که بسیار بد است.///خدا بر آنها عذابی سخت مهیا کرده، زیرا بسیار زشت کردارند.///خداوند برای آنان عذابی سهمگین آماده ساخته است، آنان عملکردشان بد است‌///خداوند عذاب شدیدی برای آنان فراهم ساخته، چرا که اعمال بدی انجام می‌دادند!///آماده کرد خدا برای ایشان عذابی سخت همانا زشت است آنچه بودند می‌کردند///خدا برایشان عذابی سخت آماده کرده است. بی‌گمان آنان چه بد می‌کرده‌اند. quran_en_fa They have made their oaths a screen (for their misdeeds): thus they obstruct (men) from the Path of Allah: therefore shall they have a humiliating Penalty. آنان سوگندهایشان را [برای تبرئه خود از خیانت به پیامبر و مؤمنان] سپر قرار داده‌اند، در نتیجه [مردم را] از راه خدا بازداشتند پس برای آنان عذابی خوارکننده است.///آنان سوگندهایشان را [برای تبرئه خود از خیانت به پیامبر و مؤمنان] سپر قرار داده‌اند، در نتیجه [مردم را] از راه خدا بازداشتند پس برای آنان عذابی خوارکننده است.///از سوگندهایشان سپرى ساخته‌اند. و از راه خدا رویگردان شده‌اند. پس براى آنهاست عذابى خوارکننده.///سوگندهاى خود را سپرى گرفتند و [مردم را] از راه خدا بازداشتند، پس براى ایشان عذابى خفت‌بار است///سوگندهاى خود را [چون‌] سپرى قرار داده بودند و [مردم را] از راه خدا بازداشتند و [در نتیجه‌] براى آنان عذابى خفت‌آور است.///سوگندهایشان را سپر ساختند و مردم را از راه خدا بازداشتند، پس عذابى خوارکننده دارند.///آن مردم منافق سوگند و قسمهای خود را سپر قرار دادند پس (خلق را) از راه خدا بازداشتند، پس بر آنها کیفر عذاب ذلت و خواری خواهد بود.///سوگندهایشان را سپر بلا کرده‌اند، و [مردمان را] از راه خدا باز می‌دارند، پس عذابی خفت‌بار [در پیش‌] دارند///آنها سوگندهای خود را سپری قرار دادند و مردم را از راه خدا بازداشتند؛ از این‌رو برای آنان عذاب خوارکننده‌ای است!///بگرفتند سوگندهای خود را سپری تا بازداشتند از راه خدا پس ایشان را است عذابی خوارکننده‌///سوگندهای خود را (چون) سپری (برای خود) قرار دادند. پس از راه خدا باز داشتند. پس برایشان عذابی خفت‌بار است. quran_en_fa Of no profit whatever to them, against Allah, will be their riches nor their sons: they will be Companions of the Fire, to dwell therein (for aye)! هرگز اموال و اولادشان چیزی از عذاب خدا را از آنان دفع نمی‌کند، آنان اهل آتش اند و در آن جاودانه‌اند.///هرگز اموال و اولادشان چیزی از عذاب خدا را از آنان دفع نمی‌کند، آنان اهل آتش اند و در آن جاودانه‌اند.///اموال و اولادشان برایشان در برابر خشم خدا سود نکند. اهل جهنمند و در آن جاودان.///در برابر خدا نه اموالشان و نه اولادشان چیزى [از عذاب‌] را از آنها برطرف نمى‌سازد. آنها یاران آتشند و در آن جاودانن///در برابر خداوند نه از اموالشان و نه از اولادشان هرگز کارى ساخته نیست. آنها دوزخى‌اند [و] در آن جاودانه [مى‌مانند].///هرگز دارایی و فرزندانشان، در برابر خداوند، براى آنان هیچ سودى نخواهد داشت. آنها همدم آتشند، همواره در آنجا ماندگارند.///و هرگز مال و فرزندان، آنان را از (عذاب قهر) خدا ابدا نرهاند، آنها اهل آتش دوزخند و در آن همیشه معذبند.///اموال و اولادشان به هیچ روی از [عذاب‌] خدا بازشان ندارد، اینان دوزخی‌اند و جاودانه در آنند///هرگز اموال و اولادشان آنها را از عذاب الهی حفظ نمی‌کند؛ آنها اهل آتشند و جاودانه در آن می‌مانند!///بی‌نیاز نگرداند از ایشان خواسته‌های ایشان و نه فرزندانشان از خدا چیزی را آنانند یاران آتش ایشانند در آن جاودانان‌///از (عذاب‌) خدا نه از اموالشان و نه از اولادشان هرگز کاری ساخته نیست. آنان همگنان دوزخند، حال آنکه در آن جاودانه‌اند. quran_en_fa One day will Allah raise them all up (for Judgment): then will they swear to Him as they swear to you: And they think that they have something (to stand upon). No, indeed! they are but liars! روزی که خدا همه آنان را برمی انگیزد، پس همان گونه که برای شما سوگند دروغ می‌خوردند، برای خدا هم سوگند دروغ می‌خورند، و گمان می‌کنند که با سوگند دروغ می‌توانند در عرصه محشر، سودی را برای خود جلب کنند و زیانی را از خویش بگردانند، آگاه باش که آنان همان دورغگویانند!///روزی که خدا همه آنان را برمی انگیزد، پس همان گونه که برای شما سوگند دروغ می‌خوردند، برای خدا هم سوگند دروغ می‌خورند، و گمان می‌کنند که با سوگند دروغ می‌توانند در عرصه محشر، سودی را برای خود جلب کنند و زیانی را از خویش بگردانند، آگاه باش که آنان همان دورغگویانند!///روزى که خدا همه آنها را زنده مى‌کند، همچنان که براى شما قسم مى‌خوردند براى او هم قسم خواهند خورد. و مى‌پندارند که سودى خواهند برد. آگاه باشید که دروغگویانند.///روزى که خدا همه آنها را برمى‌انگیزد، پس براى خدا سوگند مى‌خورند، چنان که [امروز] براى شما سوگند مى‌خورند [که مسلمانند]، و مى‌پندارند که بر چیزى هستند [یا اعتبارى دارند]. آگاه باش که آنها همان دروغگویانند///روزى که خدا همه آنان را برمى‌انگیزد، همان‌گونه که براى شما سوگند یاد مى‌کردند براى او [نیز] سوگند یاد مى‌کنند و چنان پندارند که حق به جانب آنهاست. آگاه باش که آنان همان دروغگویانند.///روزى که خدا همگى آنان را برمى‌انگیزد و همانگونه که براى شما سوگند یاد مى‌کنند، براى خداوند سوگند می‌خورند و مى‌پندارند که آنان بر چیزى [استوار] هستند. بدانید که آنان همان دروغگویانند.///روزی که خدا همه آنها را (برای انتقام) برانگیزد پس چنان که برای شما قسم یاد می‌کنند برای خدا هم به دروغ سوگند می‌خورند و می‌پندارند که اثری بر آنها خواهد داشت. الا (ای اهل ایمان) بدانید که آنها بسیار مردم دروغگویی هستند.///روزی که خداوند همگی آنان را برانگیزد، آنگاه [مشرکان‌] برای او به همان گونه سوگند یاد می‌کنند که برای شما یاد می‌کنند و گمان می‌کنند که حقی در دست دارند، بدانید که آنان دروغگویانند///(به خاطر بیاورید) روزی را که خداوند همه آنها را برمی‌انگیزد، آنها برای خدا نیز سوگند (دروغ) یاد می‌کنند همان‌گونه که (امروز) برای شما یاد می‌کنند؛ و گمان می‌کنند کاری می‌توانند انجام دهند؛ بدانید آنها دروغگویانند!///روزی که برانگیزدشان خدا همگی پس سوگند یاد کنند برایش چنانکه سوگند یاد کنند برای شما و گمان کنند که ایشانند بر چیزی همانا ایشانند دروغگویان‌///روزی که خدا همه‌ی آنان را (از گورهاشان) برمی‌انگیزد، پس همان گونه که برای شما سوگند یاد می‌کنند برای او (نیز) سوگند یاد کنند، و چنان پندارند که بر چیزی (از حق) اند. هان! آنان بی‌گمان، (هم) ایشان دروغگویانند. quran_en_fa The Evil One has got the better of them: so he has made them lose the remembrance of Allah. They are the Party of the Evil One. Truly, it is the Party of the Evil One that will perish! شیطان بر آنان چیره و مسلط شده و یاد خدا را از خاطرشان برده است، آنان حزب شیطانند، آگاه باش که حزب شیطان یقینا همان زیان کارانند!///شیطان بر آنان چیره و مسلط شده و یاد خدا را از خاطرشان برده است، آنان حزب شیطانند، آگاه باش که حزب شیطان یقینا همان زیان کارانند!///شیطان بر آنها چیره شده است و نام خدا را از یادشان برده است. ایشان حزب شیطانند. آگاه باش که حزب شیطان زیان‌کنندگانند.///شیطان بر آنها چیره شده و خدا را از یادشان برده است. آنها حزب شیطانند. آگاه باش که حزب شیطان همان زیانکارانند///شیطان بر آنان چیره شده و خدا را از یادشان برده است؛ آنان حزب شیطانند. آگاه باش که حزب شیطان همان زیانکارانند.///شیطان بر آنان چیره شده است، پس یاد خدا را از خاطرشان برده است. آنان حزب شیطانند. آگاه باشید که حزب شیطان همان زیانکارانند.///شیطان بر (دل) آنها سخت احاطه کرده که فکر و ذکر خدا را به کلی از یادشان برده، آنان حزب شیطانند، الا (ای اهل ایمان) بدانید که حزب شیطان به حقیقت زیانکاران عالمند.///شیطان بر آنان دست یافت، سپس یاد خدا را از خاطر آنان برد، اینان حزب شیطانند، هان بی‌گمان حزب شیطان زیانکارانند///شیطان بر آنان مسلط شده و یاد خدا را از خاطر آنها برده؛ آنان حزب شیطانند! بدانید حزب شیطان زیانکارانند!///چیره شد بر ایشان شیطان پس فراموششان کرد یاد خدا را آنانند حزب شیطان همانا حزب شیطانند زیانکاران‌///شیطان بر آنان بس چیره شده. پس خدا را از یادشان برده. آنان حزب شیطانند؛ هان! حزب شیطان (هم) ایشان بی‌گمان زیانکارانند. quran_en_fa Those who resist Allah and His Messenger will be among those most humiliated. بی تردید کسانی که با خدا و پیامبرش دشمنی و مخالفت می‌کنند، در زمره خوارترینان هستند.///بی تردید کسانی که با خدا و پیامبرش دشمنی و مخالفت می‌کنند، در زمره خوارترینان هستند.///کسانى که با خدا و پیامبرش مخالفت مى‌ورزند در زمره ذلیل‌شدگانند.///بى‌تردید، کسانى که با خدا و رسولش دشمنى و مخالفت مى‌کنند، آنها در [زمره‌ى‌] خوارترین افرادند///در حقیقت، کسانى که با خدا و پیامبر او به دشمنى برمى‌خیزند، آنان در [زمره‌] زبونان خواهند بود.///کسانى که با خدا و پیامبرش دشمنى مى‌کنند، آنان در زمره‌ی خوارترین مردمند.///آنان که با خدا و رسول او عناد و مخالفت می‌کنند آنها در میان (خلق) خوار و ذلیل‌ترین مردمند.///بی‌گمان کسانی که با [امر] خداوند و پیامبر او مخالفت می‌کنند، اینان از زمره فرومایگانند///کسانی که با خدا و رسولش دشمنی می‌کنند، آنها در زمره ذلیل‌ترین افرادند.!///همانا آنان که دشمنی کنند با خدا و پیمبرش آنانند در جرگه سرافکندگان‌///کسانی که با خدا و پیامبرش جدایی می‌طلبد، آنان همواره در (زمره‌ی) خوارترین (مردمان) اند. quran_en_fa Allah has decreed: "It is I and My messengers who must prevail": For Allah is One full of strength, able to enforce His Will. خدا لازم و مقرر کرده است که بی تردید من و پیامبرانم پیروزیم. همانا خدا نیرومند و توانای شکست ناپذیر است.///خدا لازم و مقرر کرده است که بی تردید من و پیامبرانم پیروزیم. همانا خدا نیرومند و توانای شکست ناپذیر است.///خدا مقرر داشته که: البته من و پیامبرانم پیروز مى‌شویم. زیرا خدا توانا و پیروزمند است.///خدا مقرر داشته است که: قطعا پیروز مى‌شوم من و رسولانم [نیز]. همانا خداوند، قوى و شکست ناپذیر است///خدا مقرر کرده است که: «حتما من و فرستادگانم چیره خواهیم گردید.» آرى، خدا نیرومند شکست‌ناپذیر است.///خداوند حکم کرده است که: «همانا من و پیامبرانم چیره خواهیم شد.» خداوند نیرومند شکست‌ناپذیر است.///خدا (در لوح محفوظ) نگاشته و حتم گردانیده که البته من و رسولانم (بر دشمنان) غالب شویم، که خدا بسیار قوی و مقتدر است.///خداوند مقرر داشته است که من و پیامبرانم پیروز گردیم، بی‌گمان خداوند نیرومند پیروزمند است‌///خداوند چنین مقرر داشته که من و رسولانم پیروز می‌شویم؛ چرا که خداوند قوی و شکست‌ناپذیر است!///نوشت خدا که پیروز می‌شوم من و فرستادگانم همانا خدا است توانای عزیز///خدا (چنان) نبشته است که: «حتما من و فرستادگانم چیره خواهیم گشت.» آری، خدا نیرومندی عزیز است. quran_en_fa Thou wilt not find any people who believe in Allah and the Last Day, loving those who resist Allah and His Messenger, even though they were their fathers or their sons, or their brothers, or their kindred. For such He has written Faith in their hearts, and strengthened them with a spirit from Himself. And He will admit them to Gardens beneath which Rivers flow, to dwell therein (for ever). Allah will be well pleased with them, and they with Him. They are the Party of Allah. Truly it is the Party of Allah that will achieve Felicity. گروهی را که به خدا و روز قیامت ایمان دارند، نمی‌یابی که با کسانی که با خدا و پیامبرش دشمنی و مخالفت دارند، دوستی برقرار کنند، گرچه پدرانشان یا فرزاندانشان یا برادرانشان یا خویشانشان باشند. اینانند که خدا ایمان را در دل هایشان ثابت و پایدار کرده، و به روحی از جانب خود نیرومندشان ساخته، و آنان را به بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است درمی آورد، در آنجا جاودانه‌اند، خدا از آنان خشنود است و آنان هم از خدا خشنودند. اینان حزب خدا هستند، آگاه باش که بی تردید حزب خدا همان رستگارانند.///گروهی را که به خدا و روز قیامت ایمان دارند، نمی‌یابی که با کسانی که با خدا و پیامبرش دشمنی و مخالفت دارند، دوستی برقرار کنند، گرچه پدرانشان یا فرزاندانشان یا برادرانشان یا خویشانشان باشند. اینانند که خدا ایمان را در دل هایشان ثابت و پایدار کرده، و به روحی از جانب خود نیرومندشان ساخته، و آنان را به بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است درمی آورد، در آنجا جاودانه‌اند، خدا از آنان خشنود است و آنان هم از خدا خشنودند. اینان حزب خدا هستند، آگاه باش که بی تردید حزب خدا همان رستگارانند.///نمى‌یابى مردمى را که به خدا و روز قیامت ایمان آورده باشند، ولى با کسانى که با خدا و پیامبرش مخالفت مى‌ورزند دوستى کنند، هر چند آن مخالفان، پدران یا فرزندان یا برادران و یا قبیله آنها باشند. خدا بر دلشان رقم ایمان زده و به روحى از خود یاریشان کرده است و آنها را به بهشتهایى که در آن نهرها جارى است درآورد. در آنجا جاودانه باشند. خدا از آنها خشنود است و آنان نیز از خدا خشنودند. اینان حزب خدایند، آگاه باش که حزب خدا رستگارانند.///هیچ قومى را نیابى که به خدا و روز واپسین ایمان آورده باشند در حالى که با کسانى که با خدا و رسولش مخالفت کرده‌اند دوستى کنند، هر چند پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا عشیره‌ى آنها باشند. آنانند که [خدا] ایمان را در دل‌هایشان رقم زده و با روحى از ج///قومى را نیابى که به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند [و] کسانى را که با خدا و رسولش مخالفت کرده‌اند -هر چند پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا عشیره آنان باشند- دوست بدارند. در دل اینهاست که [خدا] ایمان را نوشته و آنها را با روحى از جانب خود تأیید کرده است، و آنان را به بهشتهایى که از زیر [درختان‌] آن جویهایى روان است در مى‌آورد؛ همیشه در آنجا ماندگارند؛ خدا از ایشان خشنود و آنها از او خشنودند؛ اینانند حزب خدا. آرى، حزب خداست که رستگارانند.///هیچ گروهی را نمى‌یابى که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشند و [در همان حال] با کسى که با خدا و پیامبرش دشمنى کرده است، مهرورزى کنند. حتى اگر پدران یا پسران یا برادران یا خویشانشان باشند. آنها کسانى هستند که خداوند، ایمان را در دل‌هایشان ثابت فرموده و با روحى از جانب خویش نیرومندشان ساخته و آنان را در باغ‌هایى [بهشتی] که نهرها از پاى [درختان] آنها جارى است، وارد مى‌کند. در آنجا جاودانه هستند. خداوند از آنان خشنود است و آنان نیز از او خشنودند. آنان حزب خدا هستند. آگاه باشید که تنها حزب خدا رستگارند.///هرگز مردمی را که ایمان به خدا و روز قیامت آورده‌اند چنین نخواهی یافت که دوستی با دشمنان خدا و رسول او کنند هر چند آن دشمنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشان آنها باشند. این مردم پایدارند که خدا بر دلهاشان (نور) ایمان نگاشته و به روح (قدسی) خود آنها را مؤید و منصور گردانیده و آنها را به بهشتی داخل کند که نهرها زیر درختانش جاری است و جاودان در آنجا متنعمند، خدا از آنها خشنود و آنها هم از خدا خشنودند، اینان به حقیقت حزب خدا هستند، الا (ای اهل ایمان) بدانید که حزب خدا رستگاران عالمند.///قومی نیابی که به خداوند و روز بازپسین ایمان داشته باشند و با کسانی که با خداوند و پیامبر او مخالفت می‌ورزند، دوستی کنند، ولو آنکه پدرانشان یا فرزندانشان یا برادرانشان یا خاندانشان باشند اینانند که [خداوند] در دلهایشان [نقش‌] ایمان نگاشته است، و به فیضی از جانب خویش استوارشان داشته است، و [ایشان را] به بوستانهایی درآورد که جویباران از فرودست آن جاری است، جاودانه در آنند، خداوند از آنان خشنود است، و آنان هم از او خشنودند، اینان خدا خواهانند، بدانید که خدا خواهان رستگارانند///هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی‌یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند؛ آنان کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه دلهایشان نوشته و با روحی از ناحیه خودش آنها را تقویت فرموده، و آنها را در باغهایی از بهشت وارد می‌کند که نهرها از زیر (درختانش) جاری است، جاودانه در آن می‌مانند؛ خدا از آنها خشنود است، و آنان نیز از خدا خشنودند؛ آنها «حزب الله» اند؛ بدانید «حزب الله» پیروزان و رستگارانند.///نیابی گروهی را که ایمان آرند به خدا و روز بازپسین دوستی کنند با آنکه دشمنی کند با خدا و پیمبرش و هر چند باشند پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا خویشاوندانشان آنان نوشت در دلهاشان ایمان را و کمک کرد ایشان را با روحی از خویش و درآردشان باغهائی که روان است زیر آنها جویها جاودانان در آنها خوشنود باشد خدا از ایشان و خوشنود باشند از او آنانند حزب خدا همانا حزب خداوندند رستگاران‌///(هرگز) گروهی را نخواهی یافت که به خدا و روز بازپسین ایمان می‌آورند (ولی) با کسانی (که‌) با خدا و رسولش جدایی می‌کنند، طرح دوستی افکنند؛ هر چند پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا عشیره‌ی آنان باشند. این‌هایند (که) خدا ایمان را در دل‌هایشان نقشی پای‌برجا داده و آنها را با روحی (ایمانی) از جانب خود تأیید کرده، و آنان را به باغ‌هایی که از زیر (درختان) شان نهرها روان است در می‌آورد، حال آنکه (آنجا) ماند‌گارند. خدا از ایشان خشنود و آنها از او خشنودند. اینانند حزب خدا. آری، حزب خدا همان رستگارکنندگانند. quran_en_fa Whatever is in the heavens and on earth, let it declare the Praises and Glory of Allah: for He is the Exalted in Might, the Wise. آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، خدا را به پاک بودن از هر عیب و نقصی می‌ستایند، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، خدا را به پاک بودن از هر عیب و نقصی می‌ستایند، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///خداوند را تسبیح گویند هر چه در آسمانها و هر چه در زمین است. و اوست پیروزمند و حکیم.///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است خدا را تسبیح مى‌گویند، و او شکست ناپذیر حکیم است///آنچه در آسمانها و در زمین است تسبیح‌گوى خداى هستند، و اوست شکست‌ناپذیر سنجیده‌کار.///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، براى خدا تسبیح می‌کنند [و او را به پاکى مى‌ستایند] و اوست شکست‌ناپذیر حکیم.///هر چه در آسمانها و زمین است همه به تسبیح و ستایش یکتا خدای عالم که مقتدر و حکیم است مشغولند.///آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است خداوند را تسبیح می‌گوید، و او پیروزمند فرزانه است‌///آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، برای خدا تسبیح می‌گوید؛ و او عزیز و حکیم است!///تسبیح گفت خدا را آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و او است عزتمند حکیم‌///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است تسبیح‌گوی خدا بوده‌اند و اوست عزیز سنجیده‌کار. quran_en_fa It is He Who got out the Unbelievers among the People of the Book from their homes at the first gathering (of the forces). Little did ye think that they would get out: And they thought that their fortresses would defend them from Allah! But the (Wrath of) Allah came to them from quarters from which they little expected (it), and cast terror into their hearts, so that they destroyed their dwellings by their own hands and the hands of the Believers, take warning, then, O ye with eyes (to see)! اوست که کافران از اهل کتاب را در نخستین بیرون راندن دسته جمعی از خانه هایشان بیرون راند. [شما اهل ایمان] رفتنشان را گمان نمی‌بردید، و خودشان پنداشتند که حصارها و دژهای استوارشان در برابر خدا [از تبعید و در به دری آنان] جلوگیری خواهد کرد ولی [اراده کوبنده] خدا از آنجا که گمان نمی‌کردند به سراغشان آمد و در دل هایشان رعب و ترس افکند به گونه‌ای که خانه هایشان را به دست خود و به دست مؤمنان ویران کردند. پس ای صاحبان بینش و بصیرت! عبرت گیرید.///اوست که کافران از اهل کتاب را در نخستین بیرون راندن دسته جمعی از خانه هایشان بیرون راند. [شما اهل ایمان] رفتنشان را گمان نمی‌بردید، و خودشان پنداشتند که حصارها و دژهای استوارشان در برابر خدا [از تبعید و در به دری آنان] جلوگیری خواهد کرد ولی [اراده کوبنده] خدا از آنجا که گمان نمی‌کردند به سراغشان آمد و در دل هایشان رعب و ترس افکند به گونه‌ای که خانه هایشان را به دست خود و به دست مؤمنان ویران کردند. پس ای صاحبان بینش و بصیرت! عبرت گیرید.///اوست آن خدایى که نخستین بار کسانى از اهل کتاب را که کافر بودند، از خانه‌هایشان بیرون راند و شما نمى‌پنداشتید که بیرون روند. آنها نیز مى‌پنداشتند حصارهاشان را توان آن هست که در برابر خدا نگهدارشان باشد. خدا از سویى که گمانش را نمى‌کردند بر آنها تاخت آورد و در دلشان وحشت افکند، چنان که خانه‌هاى خود را به دست خود و به دست مؤمنان خراب مى‌کردند. پس اى اهل بصیرت، عبرت بگیرید.///اوست آن که کافران اهل کتاب (بنى نضیر) را براى نخستین تبعید دسته جمعى از خانه‌هایشان بیرون راند. شما گمان نمى‌کردید که [به این آسانى‌] بیرون روند، و خودشان هم مى‌پنداشتند که قلعه‌هایشان نگهدارشان از [خشم‌] خداست، اما خدا از آن جایى که تصور نمى‌کردند ب///اوست کسى که، از میان اهل کتاب کسانى را که کفر ورزیدند در نخستین اخراج [از مدینه‌] بیرون کرد. گمان نمى‌کردید که بیرون روند و خودشان گمان داشتند که دژهایشان در برابر خدا مانع آنها خواهد بود، و [لى‌] خدا از آنجایى که تصور نمى‌کردند بر آنان درآمد و در دلهایشان بیم افکند، [به طورى که‌] خود به دست خود و دست مؤمنان خانه‌هاى خود را خراب مى‌کردند. پس اى دیده‌وران، عبرت گیرید.///اوست که کافران اهل کتاب را براى نخستین بار از خانه‌هایشان بیرون راند. با آن که شما گمان نداشتید که آنان بیرون روند و [خودشان] گمان مى‌کردند که قلعه‌ها و حصارهایشان بازدارنده‌ی آنان در برابر خداوند است. اما [قهر] خدا از جایى که گمان نمى‌کردند، به سراغشان آمد و در دل‌هایشان ترس و وحشت افکند، [به گونه‌اى که] خانه‌هایشان را با دست خویش و با دست مؤمنان ویران مى‌کردند. پس اى صاحبان بصیرت! عبرت بگیرید.///اوست خدایی که کافران اهل کتاب را (یعنی یهود بنی نضیر را که به مکر، قصد قتل پیغمبر صلی الله علیه و آله کردند) برای اولین بار همگی را از دیارشان بیرون کرد و هرگز شما مسلمین گمان نمی‌کردید که آنها از دیار خود بیرون روند و آنها هم حصارهای محکم خود را نگهبان خود از (قهر و انتقام) خدا می‌پنداشتند تا آنکه (عذاب) خدا از آنجا که گمان نمی‌بردند بدانها فرا رسید و در دلشان (از سپاه اسلام) ترس افکند تا به دست خود و به دست مؤمنان خانه‌هاشان را ویران می‌کردند، پس ای هوشیاران عالم پند و عبرت گیرید.///اوست که کافران اهل کتاب [یهودیان بنی‌نضیر] را از خانه و کاشانه‌شان در آغاز هنگامه رهسپاری انبوه آواره کرد، گمان نمی‌بردید که بیرون روند، و [خودشان هم‌] گمان می‌کردند که دژهایشان باز دارنده آنان در برابر امر و عقوبت الهی است، و امر [/عذاب‌] الهی از جایی که گمانش را نمی‌بردند بر آنان فرود آمد و در دلهایشان هراس انداخت، [چندانکه‌] خانه‌هایشان را به دستهای خود و دستان مؤمنان ویران می‌کردند، پس ای دیده‌وران عبرت گیرید///او کسی است که کافران اهل کتاب را در نخستین برخورد (با مسلمانان) از خانه‌هایشان بیرون راند! گمان نمی‌کردید آنان خارج شوند، و خودشان نیز گمان می‌کردند که دژهای محکمشان آنها را از عذاب الهی مانع می‌شود؛ اما خداوند از آنجا که گمان نمی‌کردند به سراغشان آمد و در دلهایشان ترس و وحشت افکند، بگونه‌ای که خانه‌های خود را با دست خویش و با دست مؤمنان ویران می‌کردند؛ پس عبرت بگیرید ای صاحبان چشم!///او است آنکه برون آورد آنان را که کفر ورزیدند از اهل کتاب از خانه‌های خویش در آغاز گردآوردن گمان نمی‌کردید که برون روند و می‌پنداشتند که بازدارنده است آنان را دژهای ایشان از خدا پس بیامدشان خدا از جائی که نمی‌پنداشتند و افکند در دلهای ایشان هراس را ویران می‌کردند خانه‌های خود را با دستهای خود و دستهای مؤمنان پس عبرت گیرید ای دارندگان خردها (یا دیدگان)///اوست کسی که، از میان اهل کتاب کسانی را که کافر شدند در نخستین جمع (از مدینه) بیرون راند، (حال آنکه) گمان نمی‌کردید که بیرون روند و خودشان همواره گمان داشتند که دژهایشان از (عذاب) خدا نگهبانشان است. پس خدا از جایی که هرگز گمان نمی‌کردند بر آنان درآمد و در دل‌هایشان بیم افکند، در حالی که خودشان به دست‌های خودشان و دست‌های مؤمنان خانه‌های خود را خراب می‌کنند. پس ای صاحب‌نظران! عبرت گیرید. quran_en_fa And had it not been that Allah had decreed banishment for them, He would certainly have punished them in this world: And in the Hereafter they shall (certainly) have the Punishment of the Fire. اگر خدا فرمان ترک وطن را بر آنان لازم و مقرر نکرده بود، قطعا در همین دنیا عذابشان می‌کرد و برای آنان در آخرت عذاب آتش است.///اگر خدا فرمان ترک وطن را بر آنان لازم و مقرر نکرده بود، قطعا در همین دنیا عذابشان می‌کرد و برای آنان در آخرت عذاب آتش است.///اگر نه آن بود که خدا ترک دیار را بر آنها مقرر کرده بود، در دنیا به عذاب گرفتارشان مى‌کرد و در آخرتشان عذاب آتش است.///و اگر خدا جلاى وطن را بر آنها مقرر نکرده بود، قطعا آنها را در دنیا عذاب مى‌کرد، و آنها را در آخرت عذاب آتش است///و اگر خدا این جلاى وطن را بر آنان مقرر نکرده بود، قطعا آنها را در دنیا عذاب مى‌کرد و در آخرت [هم‌] عذاب آتش داشتند.///و اگر خداوند، فرمان ترک خانمان را بر آنان لازم و مقرر نکرده بود، قطعا در همین دنیا عذابشان مى‌کرد و البته در آخرت، عذاب آتش دارند.///و اگر خدا بر آنها حکم جلاء وطن نمی‌کرد (سخت‌تر از آن) در دنیا (به قتل و اسارت مانند کفار بدر) معذبشان می‌کرد و (به هر حال) عذاب آتش در آخرت بر آنها خواهد بود.///و اگر خداوند جلای وطن را بر آنان مقرر نداشته بود، در دنیا [به عذابی سهمگین‌] معذبشان می‌داشت، و برای آنان در آخرت عذاب آتش دوزخ است‌///و اگر نه این بود که خداوند ترک وطن را بر آنان مقرر داشته بود، آنها را در همین دنیا مجازات می‌کرد؛ و برای آنان در آخرت نیز عذاب آتش است!///و اگر نبود اینکه نوشته است خدا بر ایشان کوچ را هر آینه شکنجه می‌کرد ایشان را در دنیا و ایشان را است در آخرت عذاب آتش‌///و اگر خدا جلای وطن را بر آنان مقرر نکرده بود، همواره آنان را در دنیا عذاب می‌کرد و در آخرت (هم) برایشان عذاب آتش است. quran_en_fa That is because they resisted Allah and His Messenger: and if any one resists Allah, verily Allah is severe in Punishment. این [در به دری و تبعید] برای این است که آنان با خدا و پیامبرش دشمنی و مخالفت کردند، و هر کس با خدا دشمنی و مخالفت کند [بداند که] خدا سخت کیفر است.///این [در به دری و تبعید] برای این است که آنان با خدا و پیامبرش دشمنی و مخالفت کردند، و هر کس با خدا دشمنی و مخالفت کند [بداند که] خدا سخت کیفر است.///و این به کیفر آن بود که با خدا و پیامبرش مخالفت ورزیدند؛ و هر که با خدا مخالفت مى‌ورزد بداند که خدا به سختى عقوبت مى‌کند.///این [جلاى وطن‌] براى آن بود که آنها با خدا و رسولش در افتادند، و هر کس با خدا درافتد، [بداند که‌] خدا سخت کیفر است///این [عقوبت‌] براى آن بود که آنها با خدا و پیامبرش در افتادند؛ و هر کس با خدا درافتد؛ [بداند که‌] خدا سخت‌کیفر است.///این کیفر به خاطر آن است که آنان با خدا و پیامبرش دشمنى کردند و هرکس با خدا دشمنى کند، پس [بداند که] خداوند سخت‌کیفر است.///این (جلاء وطن و آوارگی آنها) برای این بود که آنان با خدا و رسول او سخت دشمنی و مخالفت کردند و هر که با خدا (و رسولش) دشمنی آغازد عقاب خدا بسیار سخت است.///این از آن است که با [امر] خداوند و پیامبرش مخالفت کردند، و هر کس با امر خداوند مخالفت کند، بی‌گمان خداوند سخت کیفر است‌///این به خاطر آن است که آنها با خدا و رسولش دشمنی کردند؛ و هر کس با خدا دشمنی کند (باید بداند) که خدا مجازات شدیدی دارد!///این بدان است که ستیزه کردند با خدا و پیمبرش و آنکه بستیزد با خدا همانا خدا است سخت‌عقوبت‌///این (دربه‌دری) برای آن بود که آنان همواره با خدا و پیامبرش جدایی کردند و هر که با خدا جدایی کند همانا خدا سخت‌کیفر است. quran_en_fa Whether ye cut down (O ye Muslim!) The tender palm-trees, or ye left them standing on their roots, it was by leave of Allah, and in order that He might cover with shame the rebellious transgresses. آنچه از درخت خرما [که در مالکیت این دشمنان غدار بود] بریدید یا آنها را بر ریشه‌ها و تنه هایش رها کردید، به فرمان خدا بود، تا نافرمانان را زبون و رسوا کند.///آنچه از درخت خرما [که در مالکیت این دشمنان غدار بود] بریدید یا آنها را بر ریشه‌ها و تنه هایش رها کردید، به فرمان خدا بود، تا نافرمانان را زبون و رسوا کند.///هر درخت خرمایى را که بریدید، یا آن را بر ریشه‌اش باقى گذاردید، به فرمان خدا بود تا نافرمانان خوار گردند.///هر نخله‌اى را که قطع کردید یا آن را بر ریشه‌هایش ایستاده وا نهادید، همه به خواست خدا بود، و تا فاسقان را خوار کند///آنچه درخت خرما بریدید یا آنها را [دست نخورده‌] بر ریشه‌هایشان بر جاى نهادید، به فرمان خدا بود، تا نافرمانان را خوار گرداند.///[ای مسلمانان!] آنچه از درخت خرما بریدید، یا آن را بر ریشه‌ها و تنه‌هایش واگذاشتید، همه به خواست خداوند بود و [خداوند مى‌خواست] تا نافرمانان بدکار را خوار گرداند.///آنچه از درختان خرما را (که در دیار بنی نضیر) بریدید و آنچه را بر پا گذاشتید همه به امر خدا (و صلاح اسلام) و برای خواری و سرکوبی جهودان فاسق نابکار بود.///هر چه از درختان خرما بریدید یا آن را ایستاده با ریشه‌هایش باقی گذاردید، همه به اذن الهی بود تا نافرمانان را خوار بدارد///هر درخت باارزش نخل را قطع کردید یا آن را به حال خود واگذاشتید، همه به فرمان خدا بود؛ و برای این بود که فاسقان را خوار و رسوا کند!///آنچه بریدید از خرمابنها یا بازگذاردید آنها را ایستاده بر بنهای خود پس به دستور خدا است و تا خوار سازد نافرمانان را///آنچه از نهال (خرما) بریدید یا آنها را (دست نخورده) بر ریشه‌هایشان بر جای نهادید، به اذن خداست و برای اینکه (خدا) نافرمانان را خوار گرداند. quran_en_fa What Allah has bestowed on His Messenger (and taken away) from them - for this ye made no expedition with either cavalry or camelry: but Allah gives power to His messengers over any He pleases: and Allah has power over all things. اموال و زمین هایی را که خدا به عنوان غنیمت به پیامبرش بازگرداند، شما برای به دست آوردنش اسب و شتری نتازاندید [و در نتیجه به زحمت نیفتادید]، ولی خدا پیامبرانش را بر هر که بخواهد مسلط و چیره می‌کند، و خدا بر هر کاری تواناست.///اموال و زمین هایی را که خدا به عنوان غنیمت به پیامبرش بازگرداند، شما برای به دست آوردنش اسب و شتری نتازاندید [و در نتیجه به زحمت نیفتادید]، ولی خدا پیامبرانش را بر هر که بخواهد مسلط و چیره می‌کند، و خدا بر هر کاری تواناست.///و آنچه خدا از داراییشان به پیامبر خود غنیمت داد، آن نبود که شما با اسب یا شترى بر آن تاخته بودید؛ بلکه خدا پیامبرانش را بر هر که بخواهد مسلط مى‌سازد، و خدا بر هر چیزى قادر است.///و آنچه را خدا از [اموال‌] آنان (یهودیان) به رسم «فیى‌ء» عاید پیامبر خود گردانید، شما [براى به دست آوردن آن‌] هیچ اسب و شترى بر آن نتاختید [پس در آن حقى ندارید] و لیکن خداست که فرستادگان خود را بر هر که بخواهد چیره مى‌گرداند، و خدا بر هر کارى تواناست///و آنچه را خدا از آنان به رسم غنیمت عاید پیامبر خود گردانید، [شما براى تصاحب آن‌] اسب یا شترى بر آن نتاختید، ولى خدا فرستادگانش را بر هر که بخواهد چیره مى‌گرداند، و خدا بر هر کارى تواناست.///و اموالى که خداوند [در پی غلبه بر یهود و بیرون راندن آنها از دیارشان، ‌] به پیامبرش بازگرداند، [به شما تعلق نمى‌گیرد، زیرا شما براى به دست آوردن آن زحمتى نکشیده‌اید،] نه اسبى بر آن تاختید و نه شترى راندید، بلکه خداوند، پیامبرانش را بر هر که بخواهد، مسلط مى‌سازد و خداوند بر هر کارى تواناست.///و آنچه را که خدا از (مال) آنها به رسم غنیمت به رسول خود باز داد (متعلق به رسول است، زیرا) شما سپاهیان اسلام بر آن هیچ اسب و شتری نتاختید و لیکن خدا رسولانش را بر هر که خواهد مسلط می‌گرداند و خدا بر هر چیز تواناست.///و هر چه خداوند از ایشان به [صورت فی‌ء] عاید پیامبرش گرداند، شما در آن نه اسبان را به تاخت در آوردید و نه شتران را، بلکه خداوند پیامبرانش را بر هر کس که خواهد سلطه دهد، و خداوند بر هر کاری تواناست‌///و آنچه را خدا از آنان [= یهود] به رسولش بازگردانده (و بخشیده) چیزی است که شما برای به دست آوردن آن (زحمتی نکشیدید،) نه اسبی تاختید و نه شتری؛ ولی خداوند رسولان خود را بر هر کس بخواهد مسلط می‌سازد؛ و خدا بر هر چیز توانا است!///و آنچه بهره داد خدا پیمبر خویش را از ایشان پس نتاختید بر آن اسبان و نه اشترانی و لیکن خدا چیره گرداند فرستادگانش را بر هر که خواهد و خدا است بر همه چیز توانا///و آنچه را خدا از آنان (به رسم غنیمت) بر پیامبر خود برگردانید، شما (برای تصاحب آن) اسب یا سواری (دگری) بر آن نتاختید. ولی خدا فرستادگانش را بر هر که بخواهد چیره می‌گرداند. و خدا بر هر چیزی بس تواناست. quran_en_fa What Allah has bestowed on His Messenger (and taken away) from the people of the townships,- belongs to Allah,- to His Messenger and to kindred and orphans, the needy and the wayfarer; In order that it may not (merely) make a circuit between the wealthy among you. So take what the Messenger assigns to you, and deny yourselves that which he withholds from you. And fear Allah; for Allah is strict in Punishment. آنچه خدا از [اموال و زمین‌های] اهل آن آبادی‌ها به پیامبرش بازگرداند اختصاص به خدا و پیامبر و اهل بیت پیامبر و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان دارد، تا میان ثرومندان شما دست به دست نگردد. و [از اموال و احکام و معارف دینی] آنچه را پیامبر به شما عطا کرد بگیرید و از آنچه شما را نهی کرد، باز ایستید و از خدا پروا کنید؛ زیرا خدا سخت کیفر است.///آنچه خدا از [اموال و زمین‌های] اهل آن آبادی‌ها به پیامبرش بازگرداند اختصاص به خدا و پیامبر و اهل بیت پیامبر و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان دارد، تا میان ثرومندان شما دست به دست نگردد. و [از اموال و احکام و معارف دینی] آنچه را پیامبر به شما عطا کرد بگیرید و از آنچه شما را نهی کرد، باز ایستید و از خدا پروا کنید؛ زیرا خدا سخت کیفر است.///آن غنیمتى که خدا از مردم قریه‌ها نصیب پیامبرش کرده است از آن خداست و پیامبر و خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و مسافران در راه مانده، تا میان توانگرانتان دست به دست نشود. هر چه پیامبر به شما داد بستانید، و از هر چه شما را منع کرد اجتناب کنید. و از خدا بترسید که خدا سخت عقوبت است.///آنچه خدا [به صورت فیى‌ء] از اموال ساکنان آن قریه‌ها عاید پیامبرش گردانید، خاص خدا و پیامبر و خویشاوندان [او] و یتیمان و مستمندان و در راه مانده است، تا میان توانگران شما دست به دست نگردد. و آنچه را فرستاده [ى او] به شما داد بگیرید و از آنچه شما را باز///آنچه خدا از [دارایى‌] ساکنان آن قریه‌ها عاید پیامبرش گردانید، از آن خدا و از آن پیامبر [او] و متعلق به خویشاوندان نزدیک [وى‌] و یتیمان و بینوایان و درراه‌ماندگان است، تا میان توانگران شما دست به دست نگردد. و آنچه را فرستاده [او] به شما داد، آن را بگیرید و از آنچه شما را باز داشت، بازایستید و از خدا پروا بدارید که خدا سخت‌کیفر است.///آنچه را خداوند از [دارایی و زمین‌هاى] اهل آبادى‌ها به پیامبرش بازگرداند، ویژه‌ى خدا و پیامبر و خویشان [پیامبر] و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان آنهاست. تا [این اموال] تنها میان ثروتمندان شما در گردش نباشد و آنچه پیامبر براى شما آورده، بگیرید و آنچه شما را از آن بازداشته، ترک کنید و از [نافرمانی] خدا پروا کنید که خداوند سخت‌کیفر است.///آنچه را که خدا از اموال کافران دیار به رسول خود غنیمت داد آن متعلق به خدا و رسول و (ائمه) خویشاوندان رسول و یتیمان و فقیران و در راه ماندگان (ایشان) است. این حکم برای آن است که غنایم، دولت توانگران را نیفزاید (بلکه به مبلغان دین و فقیران اسلام تخصیص یابد) و شما آنچه رسول حق دستور دهد (و منع یا عطا کند) بگیرید و هر چه نهی کند واگذارید و از خدا بترسید که عقاب خدا بسیار سخت است.///آنچه خداوند [به صورت فی‌ء] از اموال اهل آبادیها عاید پیامبرش گرداند، خاص خداوند و پیامبر و خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان است، تا در میان توانگران شما دستگردان نشود، و آنچه پیامبر شما را دهد آن را بپذیرید و آنچه شما را از آن بازدارد، از آن دست بدارید، و از خداوند پروا کنید، که بی‌گمان خداوند سخت کیفر است‌///آنچه را خداوند از اهل این آبادیها به رسولش بازگرداند، از آن خدا و رسول و خویشاوندان او، و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان است، تا (این اموال عظیم) در میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد! آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید (و اجرا کنید)، و از آنچه نهی کرده خودداری نمایید؛ و از (مخالفت) خدا بپرهیزید که خداوند کیفرش شدید است!///و آنچه ارزانی داشت خدا بر پیمبرش از اهل شهرها پس از آن خدا است و از آن پیمبر و از آن نزدیکان (خویشاوندان) و یتیمان و بینوایان و درماندگان راه تا نباشد دستخوش گردشی میان توانگران شما و آنچه داد به شما پیمبر پس بگیریدش و آنچه بازداشت شما را از آن پس باز ایستید و بترسید خدا را که خدا است سخت‌عقوبت‌///آنچه خدا از (دارایی) ساکنان آن قریه‌ها بر پیامبرش برگردانید، از آن خدا و از آن پیامبرش و از آن خویشاوندان نزدیکتر (ش) و (برای) یتیمان و بینوایان و در راه مانده (ها) است، تا میان توانگرانتان دست به دست نگردد. و آنچه را فرستاده‌ (ی او) برایتان آورد (هم) آن را بگیرید، و از آنچه شما را از آن بازداشت، باز ایستید. و از خدا پروا بدارید که خدا سخت‌کیفر است. quran_en_fa (Some part is due) to the indigent Muhajirs, those who were expelled from their homes and their property, while seeking Grace from Allah and (His) Good Pleasure, and aiding Allah and His Messenger: such are indeed the sincere ones:- [بخشی از غنایم] برای فقیران مهاجری است که از دیار و اموالشان بیرون رانده شده‌اند، در حالی که فضل و خشنودی خدا را می‌جویند وخدا وپیامبرش را یاری می‌کنند، اینان همان راستگویانند.///[بخشی از غنایم] برای فقیران مهاجری است که از دیار و اموالشان بیرون رانده شده‌اند، در حالی که فضل و خشنودی خدا را می‌جویند وخدا وپیامبرش را یاری می‌کنند، اینان همان راستگویانند.///نیز غنایم از آن مهاجران فقیرى است که از سرزمینشان رانده شده‌اند و آنها در طلب فضل و خشنودى خدایند و خدا و پیامبرش را یارى مى‌کنند، اینان راستگویانند.///[و نیز این غنایم‌] براى مهاجران نیازمندى است که از دیارشان و اموالشان رانده شده‌اند و در طلب فضل خدا و رضاى اویند و خدا و رسولش را یارى مى‌کنند. هم اینان راستگویانند/// [این غنایم، نخست‌] اختصاص به بینوایان مهاجرى دارد که از دیارشان و اموالشان رانده شدند: خواستار فضل خدا و خشنودى [او] مى‌باشند و خدا و پیامبرش را یارى مى‌کنند. اینان همان مردم درست کردارند.///[بخشى از این غنیمت‌ها] از آن مهاجران فقیرى است که از خانه‌ها و اموال خود بیرون رانده شدند و در پى بخشش و خشنودی الهى هستند و خدا و پیامبرش را یارى مى‌کنند. آنان همان راستگویانند.///مقام بلند (یا غنائم) خاص فقیران مهاجرین است که آنها را از وطن و اموالشان به دیار غربت راندند در صورتی که (چشم از خانه پوشیده و) در طلب فضل و خشنودی خدا می‌کوشند و خدا و رسول او را یاری می‌کنند، اینان به حقیقت راستگویان عالمند.///برای بینوایان از مهاجران است که از خانه و کاشانه‌هایشان و ملک و مالهایشان رانده شده‌اند، و در طلب بخشش و خشنودی خداوندند و [دین‌] خداوند و پیامبر او را یاری می‌دهند، اینانند که راستگویانند///این اموال برای فقیران مهاجرانی است که از خانه و کاشانه و اموال خود بیرون رانده شدند در حالی که فضل الهی و رضای او را می‌طلبند و خدا و رسولش را یاری می‌کنند؛ و آنها راستگویانند!///برای بینوایان از مهاجرانی است که برون رانده شدند از خانه‌ها و خواسته‌های خویش در پی فضلی از خدا و خوشنودیی و یاری کنند خدا و پیمبرش را آنانند راستگویان‌///(این غنایم، نخست) اختصاص به بینوایان از مهاجران دارد که از دیارشان و اموالشان رانده شدند، در حالی‌که فضلی از خدا و خشنودی‌ای از او می‌جویند و خدا و پیامبرش را یاری می‌کنند. اینان (هم) اینان راستانند. quran_en_fa But those who before them, had homes (in Medina) and had adopted the Faith,- show their affection to such as came to them for refuge, and entertain no desire in their hearts for things given to the (latter), but give them preference over themselves, even though poverty was their (own lot). And those saved from the covetousness of their own souls,- they are the ones that achieve prosperity. و [برای] کسانی [از انصار است] که پیش از مهاجران در سرای هجرت و ایمان [یعنی مدینه] جای گرفتند، [و] کسانی را که به سوی آنان هجرت کرده‌اند دوست دارند، و در سینه‌های خود نیاز و چشم داشتی به آنچه به مهاجران داده شده است نمی‌یابند، و آنان را بر خود ترجیح می‌دهند، گرچه خودشان را نیاز شدیدی [به مال و متاع] باشد. و کسانی را که از بخل و حرصشان بازداشته‌اند، اینان همان رستگارانند.///و [برای] کسانی [از انصار است] که پیش از مهاجران در سرای هجرت و ایمان [یعنی مدینه] جای گرفتند، [و] کسانی را که به سوی آنان هجرت کرده‌اند دوست دارند، و در سینه‌های خود نیاز و چشم داشتی به آنچه به مهاجران داده شده است نمی‌یابند، و آنان را بر خود ترجیح می‌دهند، گرچه خودشان را نیاز شدیدی [به مال و متاع] باشد. و کسانی را که از بخل و حرصشان بازداشته‌اند، اینان همان رستگارانند.///و کسانى که پیش از آمدن مهاجران در دیار خود بوده‌اند و ایمان آورده‌اند، آنهایى را که به سویشان مهاجرت کرده‌اند دوست مى‌دارند. و از آنچه مهاجران را داده مى‌شود در دل احساس حسد نمى‌کنند، و دیگران را بر خویش ترجیح مى‌دهند هر چند خود نیازمند باشند. و آنان که از بخل خویش در امان مانده باشند رستگارانند.///و کسانى [از انصار] که پیش از آنها خانه و ایمان [خویش‌] را آماده کردند، کسانى را که به سویشان هجرت کردند دوست دارند، و نسبت به آنچه به آنها داده شده در دل خود احساس نیاز نمى‌کنند و [آنها را] بر خود مقدم مى‌دارند، هر چند خود بدان نیاز مبرمى داشته باشند///و [نیز] کسانى که قبل از [مهاجران‌] در [مدینه‌] جاى گرفته و ایمان آورده‌اند؛ هر کس را که به سوى آنان کوچ کرده دوست دارند؛ و نسبت به آنچه به ایشان داده شده است در دلهایشان حسدى نمى‌یابند؛ و هر چند در خودشان احتیاجى [مبرم] باشد، آنها را بر خودشان مقدم مى‌دارند. و هر کس از خست نفس خود مصون ماند، ایشانند که رستگارانند.///و [نیز برای انصار است،] کسانى که پیش از مهاجران در [مدینه،] سراى هجرت و ایمان، جاى گرفتند و کسانى را که [از مکه] به سویشان هجرت کردند، دوست مى‌دارند و در دلشان، به آنچه به مهاجران داده شده است، نیاز و چشم‌داشتى احساس نمى‌کنند و اگر چه خود شدیدا در فقر هستند؛ ولى مهاجران را بر خود مقدم مى‌دارند و کسانى که از شر بخل و آز نفس خویش در امان بمانند، آنان همان رستگارانند.///و هم آن جماعت انصار که پیش از (هجرت) مهاجرین (در مکه به رسول ایمان آوردند و) مدینه را خانه ایمان گردانیدند و مهاجرین را که به سوی آنها آمدند دوست می‌دارند و در دل خود هیچ حاجتی (و حسد و بخلی) نسبت به آنچه (از غنائم بنی نضیر) که به آنها داده شد نمی‌یابند و هر چند به چیزی نیازمند باشند باز مهاجران را بر خویش مقدم می‌دارند (و جانشان به کلی از بخل و حسد و حرص دنیا پاک است) و هر کس را از خوی بخل و حرص دنیا نگاه دارند آنان به حقیقت رستگاران عالمند.///و کسانی که پیش از آنان در سرای اسلام [مدینه‌] جای گرفتند و ایمان را پذیرفتند، کسانی را که به سوی آنان هجرت کرده‌اند، دوست می‌دارند و نسبت به آنچه به ایشان داده شده است، در دل خود احساس نیاز نمی‌کنند، و [آنان را] ولو خود نیازمندی داشته باشند، بر خود بر می‌گزینند، و کسانی که از آزمندی نفس خویش در امان مانند، آنانند که رستگارانند///و برای کسانی است که در این سرا [= سرزمین مدینه‌] و در سرای ایمان پیش از مهاجران مسکن گزیدند و کسانی را که به سویشان هجرت کنند دوست می‌دارند، و در دل خود نیازی به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمی‌کنند و آنها را بر خود مقدم می‌دارند هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند؛ کسانی که از بخل و حرص نفس خویش باز داشته شده‌اند رستگارانند!///و آنان که جایگزین شدند خانه و ایمان را پیش از ایشان دوست دارند آنان را که هجرت کنند بسوی ایشان و نیابند در سینه‌های خویش نیازمندی بدانچه داده شدند و برگزینند بر خویش و هر چند باشد بدیشان تنگدستی و آنکه نگهداشته شود از بخل خویش پس آنانند رستگاران‌///و (نیز) کسانی که پیش از مهاجران در مدینه جای امان و ایمان گرفته‌اند (و) هر کس را سوی آنان کوچ کرده دوست دارند، و نسبت به آنچه به ایشان داده شده است در سینه‌هایشان نیازی نمی‌یابند، و هر چند برای خودشان احتیاجی مبرم باشد، آنها را بر خودشان مقدم می‌دارند. و هر کس از خست نفس خود مصون ماند، ایشان (هم) ایشان (راست‌‌کاران و) رستگارکنندگانند. quran_en_fa And those who came after them say: "Our Lord! Forgive us, and our brethren who came before us into the Faith, and leave not, in our hearts, rancour (or sense of injury) against those who have believed. Our Lord! Thou art indeed Full of Kindness, Most Merciful." و نیز کسانی که بعد از آنان [انصار و مهاجرین] آمدند در حالی که می‌گویند: پروردگارا! ما و برادرانمان را که به ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و در دل هایمان نسبت به مؤمنان، خیانت و کینه قرار مده. پروردگارا! یقینا تو رؤوف و مهربانی.///و نیز کسانی که بعد از آنان [انصار و مهاجرین] آمدند در حالی که می‌گویند: پروردگارا! ما و برادرانمان را که به ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و در دل هایمان نسبت به مؤمنان، خیانت و کینه قرار مده. پروردگارا! یقینا تو رؤوف و مهربانی.///کسانى که از پس ایشان آمده‌اند، مى‌گویند: اى پروردگار ما، ما و برادران ما را که پیش از ما ایمان آورده‌اند بیامرز و کینه کسانى را که ایمان آورده‌اند، در دل ما جاى مده. اى پروردگار ما، تو مشفق و مهربان هستى.///و کسانى که پس از آنان [و بعد از فتح مکه‌] آمدند، مى‌گویند: پروردگارا! ما و آن برادران ما را که در ایمان بر ما پیشى گرفتند بیامرز، و در دل‌هایمان نسبت به کسانى که ایمان آورده‌اند [هیچ گونه‌] کینه‌اى مگذار. پروردگارا! به راستى تو رئوف و مهربانى///و [نیز] کسانى که بعد از آنان [=مهاجران و انصار] آمده‌اند [و] مى‌گویند: «پروردگارا، بر ما و بر آن برادرانمان که در ایمان آوردن بر ما پیشى گرفتند ببخشاى، و در دلهایمان نسبت به کسانى که ایمان آورده‌اند [هیچ گونه‌] کینه‌اى مگذار! پروردگارا، راستى که تو رئوف و مهربانى.»///و [نیز] کسانى که پس از مهاجران و انصار آمدند و مى‌گویند: «پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفته‌اند، بیامرز! و در دل‌هاى ما کینه‌ای از مؤمنان قرار مده! پروردگارا! تو رئوف و مهربانى!»///و آنان که پس از مهاجرین و انصار آمدند (یعنی تابعین و سایر مؤمنین تا روز قیامت) دایم به درگاه خدا عرض می‌کنند: پروردگارا، بر ما و برادران دینی‌مان که در ایمان پیش از ما شتافتند ببخش و در دل ما هیچ کینه و حسد مؤمنان قرار مده، پروردگارا، تویی که بسیار رؤوف و مهربانی.///و کسانی که پس از آنان آمده‌اند گویند پروردگارا ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما سبقت دارند، بیامرز، و در دلهای ما نسبت به مؤمنان کینه‌ای مگذار، پروردگارا تویی که رئوف مهربانی‌///(همچنین) کسانی که بعد از آنها [= بعد از مهاجران و انصار] آمدند و می‌گویند: «پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و در دلهایمان حسد و کینه‌ای نسبت به مؤمنان قرار مده! پروردگارا، تو مهربان و رحیمی!»///و آنان که آمدند از پس ایشان گویند پروردگارا بیامرز برای ما و برای برادران ما آنان که پیشی گرفتند ما را به ایمان و نگذار در دلهای ما کینی برای آنان که ایمان آوردند پروردگارا همانا توئی نوازنده مهربان‌///و (نیز) کسانی که بعد از آنان [: مهاجران و انصار] آمدند گویند: «پروردگارمان! برایمان و برای آن برادرانمان که در ایمان آوردن بر ما پیشی گرفتند بپوشان، و در دل‌هایمان نسبت به کسانی که ایمان آورده‌اند (هیچ گونه) کینه‌ای وامگذار. پروردگارمان! راستی که تو مهربان رحمتگر بر ویژگانی.» quran_en_fa Hast thou not observed the Hypocrites say to their misbelieving brethren among the People of the Book? - "If ye are expelled, we too will go out with you, and we will never hearken to any one in your affair; and if ye are attacked (in fight) we will help you". But Allah is witness that they are indeed liars. آیا کسانی را که نفاق ورزیدند، ندیدی؟ که به برادران کافرشان از اهل کتاب می‌گویند: اگر شما را [از خانه و دیارتان] بیرون کردند، ما هم قطعا با شما بیرون می‌آییم، و هرگز فرمان کسی را بر ضد شما اطاعت نمی‌کنیم، و اگر با شما جنگیدند، همانا شما را یاری می‌کنیم. و خدا گواهی می‌دهد که آنان دروغگویند.///آیا کسانی را که نفاق ورزیدند، ندیدی؟ که به برادران کافرشان از اهل کتاب می‌گویند: اگر شما را [از خانه و دیارتان] بیرون کردند، ما هم قطعا با شما بیرون می‌آییم، و هرگز فرمان کسی را بر ضد شما اطاعت نمی‌کنیم، و اگر با شما جنگیدند، همانا شما را یاری می‌کنیم. و خدا گواهی می‌دهد که آنان دروغگویند.///آیا منافقان را ندیده‌اى که به یاران خود از اهل کتاب که کافر بودند مى‌گفتند: اگر شما را اخراج کنند، ما نیز با شما بیرون مى‌آییم و به زیان شما از هیچ کس اطاعت نخواهیم کرد و اگر با شما جنگیدند یاریتان مى‌کنیم؟ و حال آنکه خدا مى‌داند که دروغ مى‌گویند.///آیا کسانى را که به نفاق برخاستند ندیدى که به برادران کافرشان از اهل کتاب مى‌گفتند: اگر شما اخراج شدید، حتما با شما بیرون خواهیم آمد و در باره‌ى شما هرگز از کسى فرمان نخواهیم برد، و اگر با شما جنگیدند حتما شما را یارى خواهیم کرد؟ و خدا گواهى مى‌دهد ک///مگر کسانى را که به نفاق برخاستند ندیدى که به برادران اهل کتاب خود -که از در کفر درآمده بودند- مى‌گفتند: «اگر اخراج شدید، حتما با شما بیرون خواهیم آمد، و بر علیه شما هرگز از کسى فرمان نخواهیم برد؛ و اگر با شما جنگیدند، حتما شما را یارى خواهیم کرد.» و خدا گواهى مى‌دهد که قطعا آنان دروغگویانند.///آیا به منافقان نظر نکردى که به برادران خود، کافران اهل کتاب، مى‌گویند: «اگر شما رانده شدید، ما نیز با شما بیرون خواهیم آمد و به زیان شما از هیچ کس فرمان نمى‌بریم و اگر با شما جنگیدند، قطعا ما شما را یارى خواهیم کرد.» و خداوند گواه است که این منافقان دروغگویند.///(ای رسول) آیا آنان را که نفاق ورزیدند ندیدی؟ که با برادرانشان همان یهود اهل کتاب که کافر شدند (در پیوسته و) گویند: اگر شما از دیارتان اخراج شوید البته ما هم به همراهی شما خارج خواهیم شد و در راه حمایت شما از احدی ابدا اطاعت نخواهیم کرد و اگر (مسلمانان) با شما جنگ کردند البته شما را مدد می‌کنیم، و خدا گواهی دهد که محققا آنها دروغ می‌گویند.///آیا ننگریسته‌ای کسانی را که نفاق ورزیدند به دوستانشان از اهل کتاب که کفرورزیدند، گفتند اگر شما رانده شوید، ما نیز همراه شما بیرون می‌آییم، و به زیان شما هرگز از امر هیچ کس اطاعت نخواهیم کرد، و اگر با شما کارزار شود، حتما شما را یاری خواهیم کرد، خداوند شاهد است که آنان دروغگو هستند///آیا منافقان را ندیدی که پیوسته به برادران کفارشان از اهل کتاب می‌گفتند: «هرگاه شما را (از وطن) بیرون کنند، ما هم با شما بیرون خواهیم رفت و هرگز سخن هیچ کس را درباره شما اطاعت نخواهیم کرد؛ و اگر با شما پیکار شود، یاریتان خواهیم نمود!» خداوند شهادت می‌دهد که آنها دروغگویانند!///آیا ننگریستی بدانان که نفاق ورزیدند گویند به برادران خویش آنان که کفر ورزیدند از اهل کتاب اگر برون رانده شوید برون آئیم با شما و فرمان نبریم در شما کسی را هیچگاه و اگر کارزار با شما شود هر آینه یاری کنیم شما را و خدا گواهی دهد که ایشانند همانا دروغگویان‌///آیا فراسوی کسانی که دورویی کردند ننگریستی (که) به برادرانشان از اهل کتاب - که کافر شدند - می‌گویند: «اگر همانا اخراج شدید، همواره با شما بی‌چون بیرون خواهیم آمد و درباره‌ی شما هرگز از کسی فرمان نخواهیم برد و اگر کشتار شدید به‌راستی حتما یاریتان خواهیم کرد.» و خدا گواهی می‌دهد که همانا آنان‌، بس دروغگویانند. quran_en_fa If they are expelled, never will they go out with them; and if they are attacked (in fight), they will never help them; and if they do help them, they will turn their backs; so they will receive no help. اگر [کافران از اهل کتاب را] بیرون کنند با آنان بیرون نمی‌روند، و اگر با آنان بجنگند آنان را یاری نمی‌دهند، و اگر یاری دهند در گرماگرم جنگ پشت کنان می‌گریزند، سپس [کافران اهل کتاب] یاری نمی‌شوند.///اگر [کافران از اهل کتاب را] بیرون کنند با آنان بیرون نمی‌روند، و اگر با آنان بجنگند آنان را یاری نمی‌دهند، و اگر یاری دهند در گرماگرم جنگ پشت کنان می‌گریزند، سپس [کافران اهل کتاب] یاری نمی‌شوند.///اگر آنها را اخراج کنند، با آنها بیرون نشوند. و اگر به جنگشان بیایند یاریشان نمى‌کنند، و اگر هم به یاریشان برخیزند به دشمن پشت مى‌کنند. پس روى یارى نبینند.///اگر [یهود] اخراج شوند، آنها با ایشان بیرون نخواهند رفت، و اگر با آنان جنگى شود آنها را یارى نخواهند کرد، و اگر هم یاریشان کنند حتما پشت مى‌کنند [و تنهایشان مى‌گذارند] و آن‌گاه یارى نمى‌شوند///اگر [یهود] اخراج شوند، آنها با ایشان بیرون نخواهند رفت، و اگر با آنان جنگیده شود [منافقان،] آنها را یارى نخواهند کرد، و اگر یاریشان کنند حتما [در جنگ‌] پشت خواهند کرد و [دیگر] یارى نیابند.///همانا اگر [کافران] رانده شوند، با آنان بیرون نخواهند رفت و اگر مورد تهاجم و جنگ قرار گیرند، آنان را یارى نخواهند کرد و اگر [هم] به یارى آنان برخیزند، [هنگام خطر] به آنان پشت خواهند کرد. سپس [هیچ یک از کافران و منافقان] یارى نمى‌شوند.///اگر آنها اخراج شوند هرگز منافقان با آنها خارج نمی‌شوند و اگر (مسلمانان) به جنگشان آیند هرگز یاریشان نمی‌کنند و اگر هم یاریشان کنند البته به جنگ پشت کنند و دیگر نصرت نخواهند یافت.///اگر آنان [یهودیان بنی‌نضیر] رانده شوند، ایشان همراه آنان بیرون نروند، و اگر با آنان کارزار شود، ایشان را یاری ندهند، و اگر بخواهند یاریشان دهند، پشت کنند، سپس از هیچ کس یاری نیابند///اگر آنها را بیرون کنند با آنان بیرون نمی‌روند، و اگر با آنها پیکار شود یاریشان نخواهند کرد، و اگر یاریشان کنند پشت به میدان کرده فرار می‌کنند؛ سپس کسی آنان را یاری نمی‌کند!///اگر برون رانده شوند برون نروند با ایشان و اگر نبرد با ایشان شود یاریشان نکنند و اگر یاریشان کنند برتابند پشتها را سپس یاری نشوند///به‌راستی اگر (یهودیان) اخراج شوند، آنان با ایشان بیرون نخواهند رفت و اگر کشتار شدند، (منافقان) آنان را یاری نخواهند کرد و اگر (هم) یاریشان کنند بی‌چون (در جنگ) بی‌امان پشت خواهند کرد (و) سپس یاری نمی‌شوند. quran_en_fa Of a truth ye are stronger (than they) because of the terror in their hearts, (sent) by Allah. This is because they are men devoid of understanding. [آری منافقان، کافران از اهل کتاب را در گرماگرم جنگ به هنگام خطر رها می‌کنند و می‌گریزند؛ زیرا] ترس آنان از شما در دل هایشان بیش از ترس از خداست؛ چون آنان قومی هستند که [حقایق را به خاطر کوردلی] نمی‌فهمند.///[آری منافقان، کافران از اهل کتاب را در گرماگرم جنگ به هنگام خطر رها می‌کنند و می‌گریزند؛ زیرا] ترس آنان از شما در دل هایشان بیش از ترس از خداست؛ چون آنان قومی هستند که [حقایق را به خاطر کوردلی] نمی‌فهمند.///وحشت شما در دل آنها بیشتر از بیم خداست. زیرا مردمى هستند که به فهم در نمى‌یابند.///البته شما در دل‌هاى آنان از خداوند پر مهابت‌ترید، چرا که آنها مردمى هستند که نمى‌فهمند///شما قطعا در دلهاى آنان بیش از خدا مایه هراسید، چرا که آنان مردمانى‌اند که نمى‌فهمند.///قطعا ترس و وحشتى که از شما در دل منافقان است، سخت‌تر از هراسى است که آنان از خدا دارند و این به خاطر آن است که آنان گروهی هستند که فهم و معرفتى ندارند.///این مردم منافق در دلشان از شما بیشتر ترس دارند تا از خدا، زیرا آنها مردمی هستند که هیچ فهم و شعوری ندارند.///بی‌شک شما در دلهای آنان هراس‌انگیزترید از خداوند، این از آن است که ایشان قومی بی‌تمیزند///وحشت از شما در دلهای آنها بیش از ترس از خداست؛ این به خاطر آن است که آنها گروهی نادانند!///همانا شما ترسناکترید در سینه‌های ایشان از خدا این بدان است که ایشانند گروهی نادریابندگان‌///شما بی‌گمان در سینه‌های آنان بیش از خدا هراسناکید، چرا که آنان گروهی‌اند که دقت و بررسی نمی‌کنند. quran_en_fa They will not fight you (even) together, except in fortified townships, or from behind walls. Strong is their fighting (spirit) amongst themselves: thou wouldst think they were united, but their hearts are divided: that is because they are a people devoid of wisdom. همه آنان [به صورت متحد و یک پارچه] با شما نمی‌جنگند مگر در آبادی هایی که دارای حصار و قلعه و دژ هستند، یا از پشت دیوارها، دلاوری آنان میان خودشان شدید است [ولی از رویارویی با شما می‌ترسند]، آنان را متحد و هم دست می‌پنداری در حالی که دل هایشان پراکنده است؛ زیرا آنان گروهی هستند که تعقل نمی‌کنند.///همه آنان [به صورت متحد و یک پارچه] با شما نمی‌جنگند مگر در آبادی هایی که دارای حصار و قلعه و دژ هستند، یا از پشت دیوارها، دلاوری آنان میان خودشان شدید است [ولی از رویارویی با شما می‌ترسند]، آنان را متحد و هم دست می‌پنداری در حالی که دل هایشان پراکنده است؛ زیرا آنان گروهی هستند که تعقل نمی‌کنند.///آنان همگى با شما جنگ نپیوندند مگر در قریه‌هایى که بارویشان باشد، یا از پس دیوار. آنها سخت با یکدیگر دشمنند. تو یکدل مى‌پنداریشان و حال آنکه دلهاشان از هم جداست، که مردمى بى‌خردند.///آنها با شما به صورت گروهى [و در یک صف متحد] نمى‌جنگند مگر در قریه‌هاى قلعه‌دار یا از پس دیوارها. زورمندى ایشان در میان خودشان سخت است [اما در مقابل شما ضعیفند]. آنها را متحد مى‌پندارى ولى دل‌هایشان پراکنده است. این بدان سبب است که آنان مردمى هستند ک/// [آنان، به صورت‌] دسته جمعى، جز در قریه‌هایى که داراى استحکاماتند، یا از پشت دیوارها، با شما نخواهند جنگید. جنگشان میان خودشان سخت است. آنان را متحد مى‌پندارى و [لى‌] دلهایشان پراکنده است، زیرا آنان مردمانى‌اند که نمى‌اندیشند.///منافقان به صورت یک پارچه با شما نمى‌جنگند، جز در مناطق حفاظت شده، یا از پشت دیوارها. درگیرى آنان میان خودشان سخت است. تو آنان را متحد مى‌پندارى، در حالى که دل‌هایشان پراکنده است. این به خاطر آن است که آنان گروهى هستند که نمى‌اندیشند.///(یهودان از ترس) بر جنگ با شما جمع نمی‌شوند مگر در قریه‌های محکم حصار یا از پس دیوار (دشمنی مکر و حیله و جاسوسی)، کارزار بین خودشان سخت است، شما آنها را جمع و متفق می‌پندارید در صورتی که دلهاشان سخت متفرق است، زیرا آن قوم دارای فهم و عقل نیستند.///هرگز همگی با شما کارزار نکنند مگر در میان برزنهای محصور، یا از پشت دیوارها، ستیز و صلابت آنان در میان خودشان سخت است، آنان را همدست می‌انگاری، حال آنکه دلهایشان پراکنده است، این از آن است که قومی نابخردند///آنها هرگز با شما بصورت گروهی نمی‌جنگند جز در دژهای محکم یا از پشت دیوارها! پیکارشان در میان خودشان شدید است، (اما در برابر شما ضعیف!) آنها را متحد می‌پنداری، در حالی که دلهایشان پراکنده است؛ این به خاطر آن است که آنها قومی هستند که تعقل نمی‌کنند!///پیکار نکنند با شما همگی جز در شهرهای بارودار یا از پشت دیوارها ترس ایشان میان ایشان است سخت پنداریشان پیوسته و دلهاشان پراکنده است این بدان است که ایشانند گروهی نابخردان‌///آنان، دسته‌‌جمعی - جز در قریه‌هایی که دارای استحکاماتی است، یا از پشت دیوارها- با شما کشتار نمی‌کنند. گرفتاریشان میان خودهاشان سخت است. آنان را متحد می‌پنداری حال آنکه دل‌هایشان پراکنده است، زیرا آنان گروهی‌اند که درنمی‌یابند (و نمی‌فهمند). quran_en_fa Like those who lately preceded them, they have tasted the evil result of their conduct; and (in the Hereafter there is) for them a grievous Penalty;- [داستان این یهودی‌های نابکار بنی نظیر] مانند کسانی است که اندکی پیش از اینان [در پیرامون مدینه] بودند که سرانجام وخیم کارشان را چشیدند، و برای آنان عذابی دردناک است.///[داستان این یهودی‌های نابکار بنی نظیر] مانند کسانی است که اندکی پیش از اینان [در پیرامون مدینه] بودند که سرانجام وخیم کارشان را چشیدند، و برای آنان عذابی دردناک است.///همانند آنهایى هستند که چندى پیش وبال گناه خویش را چشیدند. و به عذابى دردآور نیز گرفتار خواهند شد.///درست مانند کسانى که چندى پیش از آنها [در واقعه بدر] سزاى کار خود را چشیدند، و براى آنها عذابى دردناک است///درست مانند همان کسانى که اخیرا [در واقعه بدر] سزاى کار [بد] خود را چشیدند؛ و آنان را عذاب دردناکى خواهد بود.///[داستان یهودیان بنى‌نضیر] مثل کسانى است که چندى پیش از آنان بودند، [و با وعده‌هاى منافقان اغفال شدند.] آنان تلخى و ناکامى انحراف خود را چشیدند و برایشان عذابی دردناک است.///مثل حال اینان هم مانند همان قوم کافر پیشین است (یعنی یهود قینقاع یا کفار بدر) که (در دنیا) بدین زودی کیفر کردارشان را چشیدند و (در قیامت) هم عذاب دردناک بر آنها مهیاست.///همانند پیشینیان نزدیکشان که عقوبت کار [نادرست‌] شان را چشیدند و عذابی دردناک [در پیش‌] دارند///کار این گروه از یهود همانند کسانی است که کمی قبل از آنان بودند، طعم تلخ کار خود را چشیدند و برای آنها عذابی دردناک است!///مانند آنان که پیش از ایشان بودند به نزدیک چشیدند بد فرجامی کار خویش را و ایشان را است عذابی دردناک‌///(درست) مانند کسانی‌که اخیرا (در واقعه‌ی بدر) سزای کار (بد) خود را چشیدند و برایشان عذابی دردناک است. quran_en_fa (Their allies deceived them), like the Evil One, when he says to man, "Deny Allah": but when (man) denies Allah, (the Evil One) says, "I am free of thee: I do fear Allah, the Lord of the Worlds!" [داستان منافقان که کافران از اهل کتاب را با وعده‌های دروغ فریفتند] چون داستان شیطان است که به انسان گفت: کافر شو. هنگامی که کافر شد، گفت: من از تو بیزارم، من از خدا که پروردگار جهانیان است، می‌ترسم.///[داستان منافقان که کافران از اهل کتاب را با وعده‌های دروغ فریفتند] چون داستان شیطان است که به انسان گفت: کافر شو. هنگامی که کافر شد، گفت: من از تو بیزارم، من از خدا که پروردگار جهانیان است، می‌ترسم.///همانند شیطان که به آدمى گفت: کافر شو. چون کافر شد، گفت: من از تو بیزارم. من از خدا، آن پروردگار جهانیان مى‌ترسم.///[وعده‌ى منافقان به یهودیان‌] همچون حکایت شیطان است آنگاه که به آدمى گوید: کافر شو! و چون کافر شود، گوید: من از تو بیزارم، زیرا من از خدا، پروردگار جهانیان مى‌ترسم///چون حکایت شیطان که به انسان گفت: «کافر شو.» و چون [وى‌] کافر شد، گفت: «من از تو بیزارم، زیرا من از خدا، پروردگار جهانیان، مى‌ترسم.»///[فریب­خوردن اهل­کتاب از منافقان،] مانند [نیرنگ] شیطان است، آن‌گاه که به انسان گفت: کافر شو!» پس چون کفر ورزید، گفت: «من از تو بیزارم! من از خداوندى که پروردگار جهانیان است، مى‌ترسم.»///(این منافقان) در مثل مانند شیطانند که انسان را گفت: به خدا کافر شو، پس از آنکه آدمی کافر شد بدو گوید: از تو بیزارم، که من از (عقاب) پروردگار عالمیان سخت می‌ترسم.///همانند شیطان که به انسان گوید کافر شو، و چون کافر شود، گوید من از تو بری و بر کنارم، که من از خداوند -پروردگار جهانیانمی‌ترسم‌///کار آنها همچون شیطان است که به انسان گفت: «کافر شو (تا مشکلات تو را حل کنم)!» اما هنگامی که کافر شد گفت: «من از تو بیزارم، من از خداوندی که پروردگار عالمیان است بیم دارم!»///مانند شیطان گاهی که گفت به انسان کافر شو پس هنگامی که کفر ورزید گفت همانا من بیزارم از تو همانا من ترسم خدا را پروردگار جهانیان‌///همانند شیطان، چون به انسان گفت: «کافر شو!» پس چون کافر شد، گفت: «من همواره از تو بیزارم، زیرا من به‌راستی از خدا، پروردگار جهانیان، می‌ترسم.» quran_en_fa The end of both will be that they will go into the Fire, dwelling therein for ever. Such is the reward of the wrong-doers. سرانجامشان این شد که هر دو در آتش اند؛ و در آن جاودانه‌اند و این است کیفر ستمکاران.///سرانجامشان این شد که هر دو در آتش اند؛ و در آن جاودانه‌اند و این است کیفر ستمکاران.///سرانجامشان آن شد که هر دو به آتش افتند و جاودانه در آن باشند. این است کیفر ستمکاران.///پس فرجام آن دو این است که هر دو جاودانه در آتش باشند، و سزاى ستمگران همین است///و فرجام هردوشان آن است که هر دو در آتش، جاوید مى‌مانند؛ و سزاى ستمگران این است.///پس سرانجامشان این شد که هردو جاودانه در آتشند و این کیفر ستمگران است.///پس عاقبت شیطان و آدمی که به امر او کافر شد این است که هر دو در آتش دوزخ مخلدند و آن دوزخ کیفر ستمکاران عالم است.///و سرانجام آن دو چنین است که هر دو در آتش جهنم‌اند، و جاودانه در آنند، و این جزای ستمکاران [مشرک‌] است‌///سرانجام کارشان این شد که هر دو در آتش دوزخ خواهند بود، جاودانه در آن می‌مانند؛ و این است کیفر ستمکاران!///پس شد فرجام آنان که هر دو در آتشند جاودان در آن و این است کیفر ستمکاران‌///پس فرجامشان آن بود که هر دو بی‌گمان در آتش جاودانند، و همان سزای ستمگران است. quran_en_fa O ye who believe! Fear Allah, and let every soul look to what (provision) He has sent forth for the morrow. Yea, fear Allah: for Allah is well-acquainted with (all) that ye do. ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید؛ و هر کسی باید با تأمل بنگرد که برای فردای خود چه چیزی پیش فرستاده است، و از خدا پروا کنید؛ یقینا خدا به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید؛ و هر کسی باید با تأمل بنگرد که برای فردای خود چه چیزی پیش فرستاده است، و از خدا پروا کنید؛ یقینا خدا به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از خدا بترسید. و هر کس باید بنگرد که براى فردایش چه فرستاده است. از خدا بترسید که خدا به کارهایى که مى‌کنید آگاه است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از خدا پروا دارید، و انسان باید بنگرد که براى فردا چه پیش فرستاده است، و از خدا بترسید. بى‌تردید خدا بدانچه مى‌کنید آگاه است///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از خدا پروا دارید؛ و هر کسى باید بنگرد که براى فردا [ى خود] از پیش چه فرستاده است؛ و [باز] از خدا بترسید. در حقیقت، خدا به آنچه مى‌کنید آگاه است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از خدا پروا کنید و هر کس به آنچه براى فرداى [قیامت] خود فرستاده است، بنگرد. از [نافرمانی] خدا پروا کنید که خداوند به آنچه مى‌کنید، به خوبى آگاه است.///الا ای اهل ایمان، خداترس شوید و هر نفسی نیک بنگرد تا چه عملی برای فردای قیامت خود پیش می‌فرستد، و از خدا بترسید که او به همه کردارتان به خوبی آگاه است.///ای مؤمنان از خداوند پروا کنید و هر کس بنگرد که برای فردا چه پیش اندیشی کرده است، و از خداوند پروا کنید، چرا که خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید از (مخالفت) خدا بپرهیزید؛ و هر کس باید بنگرد تا برای فردایش چه چیز از پیش فرستاده؛ و از خدا بپرهیزید که خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است!///ای آنان که ایمان آوردید بترسید خدا را و باید بنگرد هر کس چه چیز پیش فرستاده است برای فردا و بترسد خدا را که خدا آگاه است بدانچه کنید///هان ای کسانی که ایمان آوردید! از خدا پروا بدارید و هر کس باید بنگرد که برای فردایی از پیش چه فرستاده است، و (باز) از خدا پروا بدارید خدا همواره به آنچه می‌کنید بسی آگاه است. quran_en_fa And be ye not like those who forgot Allah; and He made them forget their own souls! Such are the rebellious transgressors! و مانند کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند، پس خدا هم آنان را دچار خودفراموشی کرد؛ اینان همان فاسقانند.///و مانند کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند، پس خدا هم آنان را دچار خودفراموشی کرد؛ اینان همان فاسقانند.///از آن کسان مباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز چنان کرد تا خود را فراموش کنند. ایشان نافرمانند.///و مانند کسانى نباشید که خدا را فراموش کردند پس خدا هم خودشان را از یادشان برد. آنان همان فاسقانند///و چون کسانى مباشید که خدا را فراموش کردند و او [نیز] آنان را دچار خودفراموشى کرد؛ آنان همان نافرمانانند.///و همچون کسانى نباشید که خدا را فراموش کردند، پس خدا نیز آنان را دچار خودفراموشى کرد. آنان همان فاسقانند.///و مانند آنان نباشید که به کلی خدا را فراموش کردند، خدا هم (حظ روحانی و بهره ابدی) نفوس آنها را از یادشان برد، آنان به حقیقت بدکاران عالمند.///و همانند کسانی که خداوند را فراموش کردند، مباشید که خداوند هم [تیمار] خودشان را از یادشان برد، اینانند که نافرمانند///و همچون کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز آنها را به «خود فراموشی» گرفتار کرد، آنها فاسقانند.///و نباشید مانند آنان که فراموش کردند خدا را پس فراموششان ساخت خویشتن را ایشانند نافرمانان‌///و همانند کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند، پس خدا نیز آنان را از یاد خودهاشان ببرد (و) آنان همان نافرمانانند. quran_en_fa Not equal are the Companions of the Fire and the Companions of the Garden: it is the Companions of the Garden, that will achieve Felicity. دوزخیان و بهشتیان یکسان نیستند، بهشتیان همان رستگارانند.///دوزخیان و بهشتیان یکسان نیستند، بهشتیان همان رستگارانند.///اهل آتش و اهل بهشت با هم برابر نیستند. اهل بهشت خود کامیافتگانند.///دوزخیان با بهشتیان یکسان نیستند، بهشتیانند که کامیابند///دوزخیان با بهشتیان یکسان نیستند؛ بهشتیانند که کامیابانند.///دوزخیان و بهشتیان برابر نیستند. بهشتیانند که رستگارند.///هرگز اهل جهنم و اهل بهشت با هم یکسان نیستند، اهل بهشت به حقیقت سعادتمندان عالمند.///دوزخیان و بهشتیان برابر نیستند، بهشتیانند که رستگارند///هرگز دوزخیان و بهشتیان یکسان نیستند؛ اصحاب بهشت رستگار و پیروزند!///یکسان نیستند یاران آتش و یاران بهشت یاران بهشتند رستگاران‌///دوزخیان با بهشتیان یکسان نیستند. بهشتیان همان کامیابانند. quran_en_fa Had We sent down this Qur'an on a mountain, verily, thou wouldst have seen it humble itself and cleave asunder for fear of Allah. Such are the similitudes which We propound to men, that they may reflect. اگر این قرآن را بر کوهی نازل می‌کردیم، قطعا آن را از ترس خدا فروتن و از هم پاشیده می‌دیدی. و این مثل‌ها را برای مردم می‌زنیم تا بیندیشند.///اگر این قرآن را بر کوهی نازل می‌کردیم، قطعا آن را از ترس خدا فروتن و از هم پاشیده می‌دیدی. و این مثل‌ها را برای مردم می‌زنیم تا بیندیشند.///اگر این قرآن را بر کوه نازل مى‌کردیم، از خوف خدا آن را ترسیده و شکاف خورده مى‌دیدى. و این مثالهایى است که براى مردم مى‌آوریم، شاید به فکر فرو روند.///اگر این قرآن را بر کوهى نازل مى‌کردیم، بى‌شک آن را از بیم خدا خاکسار و متلاشى مى‌دیدى، و این مثل‌ها را براى مردم مى‌زنیم، باشد که آنها فکر کنند///اگر این قرآن را بر کوهى فرومى‌فرستادیم، یقینا آن [کوه‌] را از بیم خدا فروتن [و] از هم‌پاشیده مى‌دیدى. و این مثلها را براى مردم مى‌زنیم، باشد که آنان بیندیشند.///اگر این قرآن را بر کوهى فرومى‌فرستادیم، بى‌شک آن کوه را از ترس خداوند، فروتن و فروپاشیده مى‌دیدى و ما این مثال‌ها را براى مردم مى‌زنیم، شاید بیندیشند.///اگر ما این قرآن (عظیم الشأن) را (به جای دلهای خلق) بر کوه نازل می‌کردیم مشاهده می‌کردی که کوه از ترس و عظمت خدا خاشع و ذلیل و متلاشی می‌گشت. و این امثال را برای مردم بیان می‌کنیم باشد که اهل (عقل و) فکرت شوند.///اگر این قرآن را بر کوهی فرو فرستاده بودیم، بی‌شک آن را از ترس خداوند خاکسار و فرو پاشیده می‌دیدی، و اینها مثلهایی است که برای مردم می‌زنیم باشد که اندیشه کنند///اگر این قرآن را بر کوهی نازل می‌کردیم، می‌دیدی که در برابر آن خاشع می‌شود و از خوف خدا می‌شکافد! اینها مثالهایی است که برای مردم می‌زنیم، شاید در آن بیندیشید!///اگر می‌فرستادیم این قرآن را بر کوهی هر آینه می‌دیدیش سرافکنده از هم پاشیده از ترس خدا و این مثلها را همی‌زنیم برای مردم شاید اندیشه کنند///اگر این قرآن را بر کوهی فرو می‌فرستادیم، همواره آن کوه را از بیم خدا فروتن (و) از هم پاشیده می‌دیدی. و این مثلها را برای مردمان می‌زنیم، شاید آنان بیندیشند. quran_en_fa Allah is He, than Whom there is no other god;- Who knows (all things) both secret and open; He, Most Gracious, Most Merciful. اوست خدایی که جز او هیچ معبودی نیست، دانای نهان و آشکار است، او رحمان و رحیم است.///اوست خدایی که جز او هیچ معبودی نیست، دانای نهان و آشکار است، او رحمان و رحیم است.///اوست خدایى یگانه. هیچ خدایى جز او نیست. داناى نهان و آشکار و بخشاینده و مهربان است.///او خدایى است که غیر از او معبودى نیست، داننده‌ى نهان و آشکار است، اوست هستى بخش مهربان///اوست خدایى که غیر از او معبودى نیست، داننده غیب و آشکار است، اوست رحمتگر مهربان.///اوست خدایى که معبودى جز او نیست. دانای پنهان و آشکار است. اوست بخشنده و مهربان.///اوست خدای یکتایی که غیر او خدایی نیست که دانای نهان و آشکار عالم است، اوست بخشنده و مهربان.///او خداوندی است که خدایی جز او نیست، دانای پنهان و پیدا، اوست خدای رحمان مهربان‌///او خدایی است که معبودی جز او نیست، دانای آشکار و نهان است، و او رحمان و رحیم است!///او است خدائی که نیست خدائی جز او دانای نهان و هویدا او است بخشنده مهربان‌///او خدایی است که جز او معبودی نیست؛ داننده‌ی پنهان و آشکار است؛ اوست رحمتگر بر آفریدگان‌، رحمتگر بر ویژگان. quran_en_fa Allah is He, than Whom there is no other god;- the Sovereign, the Holy One, the Source of Peace (and Perfection), the Guardian of Faith, the Preserver of Safety, the Exalted in Might, the Irresistible, the Supreme: Glory to Allah! (High is He) above the partners they attribute to Him. اوست خدایی که جز او هیچ معبودی نیست، همان فرمانروای پاک، سالم از هر عیب و نقص، ایمنی بخش، چیره و مسلط، شکست ناپذیر، جبران کننده، شایسته بزرگی و عظمت است. خدا از آنچه شریک او قرار می‌دهند، منزه است.///اوست خدایی که جز او هیچ معبودی نیست، همان فرمانروای پاک، سالم از هر عیب و نقص، ایمنی بخش، چیره و مسلط، شکست ناپذیر، جبران کننده، شایسته بزرگی و عظمت است. خدا از آنچه شریک او قرار می‌دهند، منزه است.///اوست خداى یگانه که هیچ خداى دیگرى جز او نیست، فرمانروا است، پاک است، عارى از هر عیب است، ایمنى‌بخش است، نگهبان است، پیروزمند است، باجبروت است و بزرگوار است. و از هر چه براى او شریک قرار مى‌دهند منزه است.///او خدایى است که جز او معبودى نیست، فرمانرواست، پاک است، عارى از هر نقصى است، ایمنى بخش است، نگاهبان، شکست ناپذیر، قدرت مدار و با کبریاست. خداوند از هر چه شریک او کنند منزه است///اوست خدایى که جز او معبودى نیست، همان فرمانرواى پاک سلامت‌ [بخش، و] مؤمن [به حقیقت حقه خود که‌] نگهبان، عزیز، جبار [و] متکبر [است‌]. پاک است خدا از آنچه [با او] شریک مى‌گردانند.///اوست خدایى که معبودى جز او نیست. فرمانروا [ی هستی]، منزه از هر عیب، سلامت‌بخش، ایمنى‌بخش، چیره و مسلط، شکست‌ناپذیر، اراده‌اش نافذ و شایسته‌ی بزرگى است. منزه است خدا از هر چه [براى او] شریک قرار مى‌دهند.///اوست خدای یکتایی که غیر او خدایی نیست، سلطان مقتدر عالم، پاک از هر نقص و آلایش، منزه از هر عیب و ناشایست، ایمنی بخش دلهای هراسان، نگهبان جهان و جهانیان، غالب و قاهر بر همه خلقان، با جبروت و عظمت، بزرگوار و برتر (از حد فکرت)، زهی منزه و پاک خدای یکتا که از هر چه بر او شریک پندارند منزه و (از آنچه در وهم و خیال و عقل اندیشند) مبر است.///اوست خداوندی که خدایی جز او نیست، فرمانروای قدوس سلام مؤمن مهیمن پیروزمند جبار صاحب کبریاست، پاک و برتر است خداوند از آنچه برای او شریک می‌انگارند///و خدایی است که معبودی جز او نیست، حاکم و مالک اصلی اوست، از هر عیب منزه است، به کسی یتم نمی‌کند، امنیت بخش است، مراقب همه چیز است، قدرتمندی شکست‌ناپذیر که با اراده نافذ خود هر امری را اصلاح می‌کند، و شایسته عظمت است؛ خداوند منزه است از آنچه شریک برای او قرارمی‌دهند!///او است خدائی که نیست خدائی جز او پادشاه پاک سلام امان‌دهنده نگهبان عزتمند فرمانفرمای بزرگ‌جوی منزه است خدا از آنچه شرک ورزند///او خدایی است که جز او معبودی نیست‌؛ همان فرمانروای دارای قداست و پاکی بسیار، امن‌دهنده‌ی پناهندگان، نگهبان (آفریدگان)، عزیز، پیونددهنده‌ی گسسته‌ها (و) متکبر (به حقیقت کبریایی راستین). پاک است خدا از آنچه با او شریک می‌گردانند. quran_en_fa He is Allah, the Creator, the Evolver, the Bestower of Forms (or Colours). To Him belong the Most Beautiful Names: whatever is in the heavens and on earth, doth declare His Praises and Glory: and He is the Exalted in Might, the Wise. اوست خدا، آفریننده، نوساز، صورتگر، همه نام‌های نیکو ویژه اوست. آنچه در آسمان‌ها و زمین است همواره برای او تسبیح می‌گویند، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///اوست خدا، آفریننده، نوساز، صورتگر، همه نام‌های نیکو ویژه اوست. آنچه در آسمان‌ها و زمین است همواره برای او تسبیح می‌گویند، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///اوست خدایى که آفریدگار است، موجد و صورت‌بخش است، اسمهاى نیکو از آن اوست. هر چه در آسمانها و زمین است تسبیحگوى او هستند و او پیروزمند و حکیم است.///او خداى خالق هستى بخش صورتگر است که بهترین نام‌ها و صفات از آن اوست. آنچه در آسمان‌ها و زمین است [جمله‌] تسبیح او گویند، و او شکست ناپذیر حکیم است///اوست خداى خالق نوساز صورتگر [که‌] بهترین نامها [و صفات‌] از آن اوست. آنچه در آسمانها و زمین است [جمله‌] تسبیح او مى‌گویند و او عزیز حکیم است.///اوست خداوند آفریننده، پدیدآور و صورت‌گر، بهترین نام‌ها [و صفات‌] از آن اوست. آنچه در آسمان‌ها و زمین است، همواره تسبیح‌گوى اویند و اوست شکست‌ناپذیر و حکیم.///اوست خدای آفریننده عالم امکان و پدید آرنده جهان و جهانیان، نگارنده صورت خلقان، او را نامهای نیکو بسیار است، آنچه در آسمانها و زمین است همه به تسبیح و ستایش او مشغولند و اوست یکتا خدای مقتدر حکیم.///اوست خداوند آفریدگار پدیدآور صورتگر، او راست نامهای نیک، آنچه در آسمانها و زمین است او را تسبیح می‌گوید، و اوست پیروزمند فرزانه‌///او خداوندی است خالق، آفریننده‌ای بی‌سابقه، و صورتگری (بی‌نظیر)؛ برای او نامهای نیک است؛ آنچه در آسمانها و زمین است تسبیح او می‌گویند؛ و او عزیز و حکیم است!///او است خداوند آفریدگار پدیدآرنده پیکرساز او را است نامهای نکو تسبیح گویدش آنچه در آسمانها و زمین است و او است عزتمند حکیم‌///اوست خدای خالق سازنده‌ی صورتگر (که) بهترین نام‌ها از اوست. آنچه در آسمان‌ها و زمین است (جمله) برای او تسبیح می‌گویند، و او عزیز حکیم است. quran_en_fa O ye who believe! Take not my enemies and yours as friends (or protectors),- offering them (your) love, even though they have rejected the Truth that has come to you, and have (on the contrary) driven out the Prophet and yourselves (from your homes), (simply) because ye believe in Allah your Lord! If ye have come out to strive in My Way and to seek My Good Pleasure, (take them not as friends), holding secret converse of love (and friendship) with them: for I know full well all that ye conceal and all that ye reveal. And any of you that does this has strayed from the Straight Path. ای اهل ایمان! دشمنان من و دشمنان خودتان را دوستان خود مگیرید، شما با آنان اظهار دوستی می‌کنید، در حالی که آنان به طور یقین به آنچه از حق برای شما آمده کافرند، و پیامبر و شما را به خاطر ایمانتان به خدا که پروردگار شماست [از وطن] بیرون می‌کنند، [پس آنان را دوستان خود مگیرید] اگر برای جهاد در راه من و طلب خشنودیم بیرون آمده‌اید [چرا] مخفیانه به آنان پیام می‌دهید که دوستشان دارید؟ در حالی که من به آنچه پنهان می‌داشتید و آنچه آشکار کردید داناترم، و هر کس از شما با دشمنان من رابطه دوستی برقرار کند، مسلما از راه راست منحرف شده است.///ای اهل ایمان! دشمنان من و دشمنان خودتان را دوستان خود مگیرید، شما با آنان اظهار دوستی می‌کنید، در حالی که آنان به طور یقین به آنچه از حق برای شما آمده کافرند، و پیامبر و شما را به خاطر ایمانتان به خدا که پروردگار شماست [از وطن] بیرون می‌کنند، [پس آنان را دوستان خود مگیرید] اگر برای جهاد در راه من و طلب خشنودیم بیرون آمده‌اید [چرا] مخفیانه به آنان پیام می‌دهید که دوستشان دارید؟ در حالی که من به آنچه پنهان می‌داشتید و آنچه آشکار کردید داناترم، و هر کس از شما با دشمنان من رابطه دوستی برقرار کند، مسلما از راه راست منحرف شده است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، دشمن من و دشمن خود را به دوستى اختیار مکنید. شما با آنان طرح دوستى مى‌افکنید و حال آنکه ایشان به سخن حقى که بر شما آمده است ایمان ندارند. و بدان سبب که به خدا، پروردگار خویش ایمان آورده بودید، پیامبر و شما را بیرون راندند. اگر براى جهاد در راه من و طلب رضاى من بیرون آمده‌اید، در نهان با آنها دوستى مکنید؛ و من به هر چه پنهان مى‌دارید یا آشکار مى‌سازید آگاهترم. و هر که چنین کند، از راه راست منحرف گشته است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید- که نسبت به آنها اظهار محبت کنید در حالى که قطعا به آن حقیقت که براى شما آمده [یعنى قرآن‌] کافر شدند و به این علت که به خدا، پروردگارتان ایمان آورده‌اید، پیامبر و شما را [از دیارتان‌] ب///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى برمگیرید [به طورى‌] که با آنها اظهار دوستى کنید، و حال آنکه قطعا به آن حقیقت که براى شما آمده کافرند [و] پیامبر [خدا] و شما را [از مکه‌] بیرون مى‌کنند که [چرا] به خدا، پروردگارتان ایمان آورده‌اید، اگر براى جهاد در راه من و طلب خشنودى من بیرون آمده‌اید. [شما] پنهانى با آنان رابطه دوستى برقرار مى‌کنید در حالى که من به آنچه پنهان داشتید و آنچه آشکار نمودید داناترم. و هر کس از شما چنین کند، قطعا از راه درست منحرف گردیده است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! اگر براى جهاد در راه من و طلب خشنودیم [از وطن] بیرون آمده‌اید، دشمن من و دشمن خود را دوست نگیرید. شما با آنان طرح دوستى مى‌افکنید، در حالى که آنان به آنچه از حق براى شما آمده است، کفر ورزیده‌اند. آنان پیامبر و شما را به خاطر ایمان به خداوند، پروردگارتان، [از مکه] بیرون کردند. شما دوستى خود را پنهانى به آنان مى‌رسانید، در حالى که من به آنچه پنهان و آنچه آشکار می‌کنید، دانا‌ترم و هر کس از شما چنین کند قطعا از راه راست گم گشته است.///ای کسانی که به خدا ایمان آورده‌اید، هرگز نباید کافران را که دشمن من و شمایند یاران خود برگرفته و طرح دوستی با آنها افکنید در صورتی که آنان به کتابی که بر شما آمد یعنی قرآن حق سخت کافر شدند، رسول خدا و شما مؤمنان را به جرم ایمان به خدا از وطن خود آواره می‌کنند، پس نباید اگر شما برای جهاد در راه من و طلب رضا و خشنودی من بیرون آمده‌اید پنهانی با آنها دوستی کنید، و من به اسرار نهان و اعمال آشکار شما داناترم، و هر که از شما چنین کند سخت به راه ضلالت شتافته است.///ای مؤمنان اگر برای جهاد در راه من و طلب خشنودی من از [وطن خود] بیرون آمده‌اید، دشمن من و دشمن خودتان را دوست مگیرید، که به آنها مهربانی کنید، و حال آنکه آنان به دین حقی که برای شما آمده است، کفر و انکار ورزیده‌اند و پیامبر و شما را آواره کرده‌اند، چرا که به خداوند -پروردگارتانایمان دارید، [شمایید که‌] با آنان سر و سر دوستانه دارید و من به آنچه پنهان دارید و آنچه آشکار دارید، آگاه‌ترم، و هر کس از شما که چنین کند به راستی که از راه راست گم گشته است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید! شما نسبت به آنان اظهار محبت می‌کنید، در حالی که آنها به آنچه از حق برای شما آمده کافر شده‌اند و رسول الله و شما را به خاطر ایمان به خداوندی که پروردگار همه شماست از شهر و دیارتان بیرون می‌رانند؛ اگر شما برای جهاد در راه من و جلب خشنودیم هجرت کرده‌اید؛ (پیوند دوستی با آنان برقرار نسازید!) شما مخفیانه با آنها رابطه دوستی برقرار می‌کنید در حالی که من به آنچه پنهان یا آشکار می‌سازید از همه داناترم! و هر کس از شما چنین کاری کند، از راه راست گمراه شده است!///ای آنان که ایمان آوردید نگیرید دشمن من و دشمن خویش را دوستانی که افکنید با ایشان دوستی را و آنان کفر ورزیدند بدانچه بیامد شما را از حق برون رانند پیمبر را با شما از آن رو که ایمان آورید به پروردگار خویش اگر هستید شما برون‌آیندگان برای جهاد در راه من و در پی خوشنودیهای من می‌نمائیدشان پنهان دوستی را و منم داناتر بدانچه نهان دارید و آنچه آشکار سازید و آنکو بکند این را از شما همانا گم کرده است راه راست را///هان ای کسانی که ایمان آوردید! دشمن من و دشمن خودتان را اولیا (ی خود) مگیرید، در حالی‌که (خودتان و دیگران را) فراسوی‌شان (با اسراری از مسلمانان) با مودت می‌افکنید، حال آنکه بی‌گمان به آن حقیقت که برایتان آمده کافرند؛ در حالی که پیامبر (خدا) و شما را (از مکه) بیرون می‌کنند، (چرا) که به خدا - پروردگارتان - ایمان می‌آورید. اگر برای جهاد در راه راهوار من و طلب خشنودی‌ام برون آمده‌اید (شما) پنهانی با آنان رابطه‌ی دوستی برقرار می‌کنید، حال آنکه من به آنچه پنهان داشتید و آنچه آشکار نمودید داناترم و هر که از شما چنین کند، همواره راه راست را گم کرده است. quran_en_fa If they were to get the better of you, they would behave to you as enemies, and stretch forth their hands and their tongues against you for evil: and they desire that ye should reject the Truth. اگر بر شما چیره شوند، دشمنانتان خواهند بود، و دست هایشان را [به اسارت، آزار و کشتن] و زبان هایشان را به [بدگویی، تحقیر و ناسزا] بر ضد شما می‌گشایند، و آرزو دارند که‌ای کاش شما هم کافر شوید.///اگر بر شما چیره شوند، دشمنانتان خواهند بود، و دست هایشان را [به اسارت، آزار و کشتن] و زبان هایشان را به [بدگویی، تحقیر و ناسزا] بر ضد شما می‌گشایند، و آرزو دارند که‌ای کاش شما هم کافر شوید.///اگر بر شما دست یابند، دشمنى مى‌کنند و به آزارتان دست و زبان مى‌گشایند و دوست دارند که شما نیز کافر گردید.///اگر بر شما دست یابند، دشمن شما خواهند بود و به آزارتان دست مى‌یازند و زبانشان را به سوى شما به بدى مى‌گشایند و دوست دارند که شما [نیز] کافر شوید///اگر بر شما دست یابند، دشمن شما باشند و بر شما به بدى دست و زبان بگشایند و آرزو دارند که کافر شوید.///اگر بر شما مسلط شوند، دشمنان [سرسخت] شما خواهند بود و بر شما به بدى دست دراز مى‌کنند و زبانشان را به بدگویى شما خواهند گشود و دوست دارند که شما کافر شوید.///هر گاه آنها بر شما تسلط یابند باز همان دشمن دیرینند و هر چه بتوانند به دست و زبان بر عداوت شما می‌کوشند و چقدر دوست می‌دارند که شما کافر شوید.///اگر بر شما دست یابند دشمنان شما خواهند بود و دست و زبانشان را به بدی در حق شما می‌گشایند، و خوش دارند که شما کفر بورزید///اگر آنها بر شما مسلط شوند، دشمنانتان خواهند بود و دست و زبان خود را به بدی کردن نسبت به شما می‌گشایند، و دوست دارند شما به کفر بازگردید!///اگر دست یابند بر شما باشند برای شما دشمنانی و باز کنند بسوی شما دستهای خویش و زبانهای خویش را به بدی و دوست دارند کاش می‌شدید کافران‌///اگر بر شما با کاوش دست یابند، دشمنان شمایند. و سویتان به بدی دست‌هاشان و زبان‌هاشان را می‌گشایند و دوست دارند (که‌ای) کاش کافر شوید. quran_en_fa Of no profit to you will be your relatives and your children on the Day of Judgment: He will judge between you: for Allah sees well all that ye do. روز قیامت [که کیفر دوستی با دشمنان داده شود] خویشان و فرزندانتان سودی به حال شما ندارند، خدا میان شما و آنان جدایی می‌اندازد، و خدا به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///روز قیامت [که کیفر دوستی با دشمنان داده شود] خویشان و فرزندانتان سودی به حال شما ندارند، خدا میان شما و آنان جدایی می‌اندازد، و خدا به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///در روز قیامت نه خویشاوندان برایتان سود کنند، نه فرزندانتان. خدا میانتان جدایى مى‌افکند و اعمالتان را مى‌بیند.///روز قیامت نه خویشان شما و نه فرزندانتان هرگز به شما سودى نمى‌رسانند. [خدا] میان شما جدایى مى‌اندازد و خداوند به آنچه مى‌کنید بیناست///روز قیامت نه خویشان شما و نه فرزندانتان هرگز به شما سود نمى‌رسانند. [خدا] میانتان فیصله مى‌دهد، و خدا به آنچه انجام مى‌دهید بیناست.///در روز قیامت، خویشان و فرزندان [کافر] شما، هیچ کدام سودى برایتان نخواهند داشت. [در آن روز، خداوند] میان شما و آنان جدایى خواهد افکند و خداوند به آنچه مى‌کنید، بیناست.///هرگز روز قیامت خویشان و فرزندان شما (اگر مؤمن نباشند) هیچ سودی برایتان ندارند که در آن روز خدا میان شما به کلی جدایی می‌افکند و خدا به هر چه کنید بیناست.///خویشاوندانتان و همچنین فرزندانتان به شما سود نمی‌رسانند [و] در روز قیامت در میان شما داوری کند و خداوند به آنچه می‌کنید بیناست‌///هرگز بستگان و فرزندانتان روز قیامت سودی به حالتان نخواهند داشت؛ میان شما جدایی می‌افکند؛ و خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست.///سود ندهد شما را خویشاوندیهای شما و نه فرزندان شما روز قیامت جدائی افکند میان شما و خدا بدانچه کنید بینا است‌///نه خویشانتان و نه فرزندانتان به شما هرگز سودی نمی‌رسانند. (خدا) روز رستاخیز میانتان جدایی می‌افکند، و خدا به آنچه انجام می‌دهید بیناست. quran_en_fa There is for you an excellent example (to follow) in Abraham and those with him, when they said to their people: "We are clear of you and of whatever ye worship besides Allah: we have rejected you, and there has arisen, between us and you, enmity and hatred for ever,- unless ye believe in Allah and Him alone": But not when Abraham said to his father: "I will pray for forgiveness for thee, though I have no power (to get) aught on thy behalf from Allah." (They prayed): "Our Lord! in Thee do we trust, and to Thee do we turn in repentance: to Thee is (our) Final Goal. مسلما برای شما در ابراهیم و کسانی که با اویند سرمشقی نیکوست، آن گاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به جای خدا می‌پرستید بیزاریم، ما به شما کافریم و میان ما و شما دشمنی و کینه همیشگی پدیدار شده است، تا آن زمان که به خدای یگانه ایمان آورید. [آری، ابراهیم و مؤمنان جز اعلام بیزاری سخنی با بت پرستان نداشتند] مگر سخن ابراهیم به پدرش که گفت: من برای تو [در صورتی که دست از دشمنی و کینه با حق برداری] آمرزش خواهم خواست و در برابر خدا به سود تو اختیار چیزی را ندارم. پروردگارا! بر تو توکل کردیم، و به سوی تو بازگشتیم، و بازگشت به سوی توست.///مسلما برای شما در ابراهیم و کسانی که با اویند سرمشقی نیکوست، آن گاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به جای خدا می‌پرستید بیزاریم، ما به شما کافریم و میان ما و شما دشمنی و کینه همیشگی پدیدار شده است، تا آن زمان که به خدای یگانه ایمان آورید. [آری، ابراهیم و مؤمنان جز اعلام بیزاری سخنی با بت پرستان نداشتند] مگر سخن ابراهیم به پدرش که گفت: من برای تو [در صورتی که دست از دشمنی و کینه با حق برداری] آمرزش خواهم خواست و در برابر خدا به سود تو اختیار چیزی را ندارم. پروردگارا! بر تو توکل کردیم، و به سوی تو بازگشتیم، و بازگشت به سوی توست.///ابراهیم و کسانى که با وى بودند، آنگاه که به قوم خود گفتند که ما از شما و از آنچه جز خداى یکتا مى‌پرستید بیزاریم و شما را کافر مى‌شمریم و میان ما و شما همیشه دشمنى و کینه‌توزى خواهد بود تا وقتى که به خداى یکتا ایمان بیاورید، برایتان نیکو مقتدایى بودند. مگر آنگاه که ابراهیم پدرش را گفت که براى تو آمرزش مى‌طلبم، زیرا نمى‌توانم عذاب خدا را از تو دفع کنم. اى پروردگار ما، بر تو توکل کردیم و به تو روى آوردیم و سرانجام تو هستى.///قطعا براى شما در [حالات‌] ابراهیم و کسانى که با او بودند سرمشق خوبى است، آن گاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و از آنچه به جاى خدا مى‌پرستید بیزاریم و [آیین‌] شما را منکریم، و میان ما و شما براى همیشه دشمنى و کینه پدید آمده است تا وقتى که به خداى یگا///قطعا براى شما در [پیروى از] ابراهیم و کسانى که با اویند سرمشقى نیکوست: آنگاه که به قوم خود گفتند: «ما از شما و از آنچه به جاى خدا مى‌پرستید بیزاریم. به شما کفر مى‌ورزیم و میان ما و شما دشمنى و کینه همیشگى پدیدار شده تا وقتى که فقط به خدا ایمان آورید.» جز [در] سخن ابراهیم [که‌] به [نا] پدر [ى‌] خود [گفت:] «حتما براى تو آمرزش خواهم خواست، با آنکه در برابر خدا اختیار چیزى را براى تو ندارم.» «اى پروردگار ما! بر تو اعتماد کردیم و به سوى تو بازگشتیم و فرجام به سوى توست.///همانا براى شما در [روش] ابراهیم و کسانى که با او بودند، سرمشق و الگویى نیکوست، آن‌گاه که به قوم خود گفتند: «ما از شما و از آنچه به جاى خدا مى‌پرستید، بیزاریم. ما به [آیین] شما کفر ورزیدیم و میان ما و شما، دشمنى و کینه‌ی ابدى پدید آمده است، مگر آن که به خداى یگانه ایمان بیاورید.» [آرى، ابراهیم و مؤمنان جز اعلام بیزارى سخنى با بت‌پرستان نداشتند،] مگر سخن ابراهیم به پدرش [کسی که سرپرستی او را به عهده داشت که گفت]: «من براى تو آمرزش خواهم خواست ولی براى تو در برابر خدا، اختیار چیزى را ندارم.» پروردگارا! بر تو توکل کردیم و به سوى تو بازگشتیم و بازگشت به سوى توست.///برای شما مؤمنان بسیار پسندیده و نیکوست که به ابراهیم و اصحابش اقتدا کنید که آنها به قوم (مشرک) خود گفتند: ما از شما و بتهای شما که به جای خدا می‌پرستید به کلی بیزاریم، ما مخالف و منکر شماییم و همیشه میان ما و شما کینه و دشمنی خواهد بود تا وقتی که تنها به خدای یگانه ایمان آرید، الا آنکه ابراهیم به پدر (یعنی عموی) خود گفت: (اگر ایمان آری) من برای تو از خدا آمرزش می‌طلبم (که از شرک و عصیان گذشته تو درگذرد) و (هر گاه ایمان نیاوری) دیگر من بر نجات تو از (قهر و غضب) خدا هیچ کاری نتوانم کرد، بار الها، ما بر تو توکل کردیم و رو به درگاه تو آوردیم و بازگشت تمام خلق به سوی توست.///برای شما در ابراهیم و همراهان او سرمشقی نیکوست، آنگاه که به قومشان گفتند و ما از شما و آنچه به جای خداوند می‌پرستید، بری و برکناریم، ما منکر شماییم و همواره در میان ما و شما دشمنی و کینه پدید آمده است تا آنکه فقط به خداوند ایمان آورید، مگر در این سخن ابراهیم به پدرش که حتما برای تو آمرزش خواهم طلبید، و برای تو در برابر خداوند صاحب اختیار چیزی نیستم، پروردگارا بر تو توکل کرده‌ایم و به تو روی آورده‌ایم و سیر و سرانجام [همه‌] به سوی توست‌///برای شما سرمشق خوبی در زندگی ابراهیم و کسانی که با او بودند وجود داشت، در آن هنگامی که به قوم (مشرک) خود گفتند: «ما از شما و آنچه غیر از خدا می‌پرستید بیزاریم؛ ما نسبت به شما کافریم؛ و میان ما و شما عداوت و دشمنی همیشگی آشکار شده است؛ تا آن زمان که به خدای یگانه ایمان بیاورید! -جز آن سخن ابراهیم که به پدرش [= عمویش آزر] گفت (و وعده داد) که برای تو آمرزش طلب می‌کنم، و در عین حال در برابر خداوند برای تو مالک چیزی نیستم (و اختیاری ندارم)! - پروردگارا! ما بر تو توکل کردیم و به سوی تو بازگشتیم، و همه فرجامها بسوی تو است!///همانا بود برای شما پیروی نکوئی در ابراهیم و آنان که با اویند گاهی که گفتند به قوم خویش مائیم بیزاران از شما و از آنچه پرستید جز خدا کفر ورزیدیم به شما و پدیدار شد میان ما و شما دشمنی و کین همیشه مگر آنکه ایمان آرید به خدا تنها بجز گفتار ابراهیم به پدرش که آمرزش خواهم البته برایت و دارا نیستم برای تو از خدا چیزی را پروردگارا بر تو توکل کردیم و بسوی تو بازگشتیم و بسوی تو است بازگشت‌///همواره برای شما در (قصه‌ی رسالتی) ابراهیم و کسانی که با اویند سرمشقی نیکو بوده است؛ چون به قوم خود گفتند: «ما از شما و از آنچه به جای خدا می‌پرستید بیزاریم. به شما کفر ورزیدیم و میان ما و شما دشمنی و کینه‌ی همیشگی پدیدار شد، تا تنها به خدا ایمان آورید.» جز (در این) سخن ابراهیم (که) به (نا) پدر (ی) خود (گفت:) «همانا به‌راستی برایت (از خدا) پوشش می‌خواهم و از طرف خدا برایت هیچ چیزی در دست ندارم. پروردگارمان! بر تو توکل کردیم و سوی تو – بارها – بازگشتیم و فرجام تنها سوی توست.» quran_en_fa "Our Lord! Make us not a (test and) trial for the Unbelievers, but forgive us, our Lord! for Thou art the Exalted in Might, the Wise." پروردگارا! ما را وسیله آزمایش [و هدف آزار، چیرگی و سلطه] برای کافران قرار مده، و پروردگارا! ما را بیامرز که همانا تو توانای شکست ناپذیر و حکیمی.///پروردگارا! ما را وسیله آزمایش [و هدف آزار، چیرگی و سلطه] برای کافران قرار مده، و پروردگارا! ما را بیامرز که همانا تو توانای شکست ناپذیر و حکیمی.///اى پروردگار ما، ما را چنان مکن که کافران خوار دارندمان. و ما را بیامرز که تو پیروزمند و حکیمى.///پروردگارا! ما را مورد آزار و آزمایش کسانى که کافر شدند قرار مده و ما را بیامرز، پروردگارا! به درستى که تو مقتدر و حکیمى///پروردگارا، ما را وسیله آزمایش [و آماج آزار] براى کسانى که کفر ورزیده‌اند مگردان، و بر ما ببخشاى که تو خود تواناى سنجیده‌کارى.»///پروردگارا! ما را وسیله‌ی آزمایش [و هدف آزار و سلطه‌ی] کافران قرار مده و ما را بیامرز، پروردگارا! تو خود عزیز و حکیمى.»///پروردگارا، ما را مایه فتنه و امتحان کافران مگردان و پروردگارا، ما را بیامرز که تنها تویی که (بر هر کار) بسیار مقتدری و (به صلاح خلق) کاملا آگاهی.///پروردگارا ما را زیردست کافران مگردان و ما را بیامرز، پروردگارا تویی که پیروزمند فرزانه‌ای‌///پروردگارا! ما را مایه گمراهی کافران قرار مده، و ما را ببخش، ای پروردگار ما که تو عزیز و حکیمی!»///پروردگارا نساز ما را دستخوش آنان که کفر ورزیدند و بیامرز ما را پروردگارا توئی همانا عزتمند حکیم‌///«پروردگارمان! ما را وسیله‌ی آزمایشی آتش‌‌بار برای کسانی که کفر ورزیدند مگردان و برایمان بپوشان که تو خود عزیز حکیمی.» quran_en_fa There was indeed in them an excellent example for you to follow,- for those whose hope is in Allah and in the Last Day. But if any turn away, truly Allah is Free of all Wants, Worthy of all Praise. بی تردید برای شما در [روش و شیوه] آنان سرمشقی نیکوست، برای کسی که به خدا و روز قیامت امید دارد. و هر کس [از اقتدای به آن روش و شیوه] روی برگرداند [زیانی به خدا نمی‌رساند]؛ زیرا خدا همان بی نیاز و ستوده است.///بی تردید برای شما در [روش و شیوه] آنان سرمشقی نیکوست، برای کسی که به خدا و روز قیامت امید دارد. و هر کس [از اقتدای به آن روش و شیوه] روی برگرداند [زیانی به خدا نمی‌رساند]؛ زیرا خدا همان بی نیاز و ستوده است.///آنها، نیکو مقتدایى هستند براى شما: براى کسانى که به خدا و روز قیامت امید دارند. و هر که رویگردان شود، خدا بى‌نیاز و ستودنى است.///قطعا براى شما در [رفتار] آنها سرمشقى نیکوست، براى کسى که به خدا و روز واپسین امید دارد. و هر که روى برتابد [به خود زیان زده است‌] زیرا خداوند خود بى‌نیاز ستوده است///قطعا براى شما در [پیروى از] آنان سرمشقى نیکوست [یعنى‌] براى کسى که به خدا و روز بازپسین امید مى‌بندد. و هر کس روى برتابد [بداند که‌] خدا همان بى‌نیاز ستوده‌ [صفات‌] است.///بی‌تردید براى شما در [روش] آنان، سرمشقی نیکوست. براى کسى که به خدا و روز واپسین امید دارد و هر کس روى برتابد، [بداند که‌] خداوند بى‌نیاز و ستوده است.///البته برای شما مؤمنان هر که به خدا و (ثواب) عالم آخرت امیدوار است اقتداء به ابراهیم و یارانش نیکوست، و هر که روی (از خدا) بگرداند خدا (از طاعت خلق) کاملا بی‌نیاز و به ذات خود ستوده صفات است.///به راستی برای شما در آنان سرمشقی نیکوست، برای کسی که به خداوند و روز بازپسین امید داشته باشد، و هر کس روی برتابد [بداند] که خداوند بی‌نیاز ستوده است‌///(آری) برای شما در زندگی آنها اسوه حسنه (و سرمشق نیکویی) بود، برای کسانی که امید به خدا و روز قیامت دارند؛ و هر کس سرپیچی کند به خویشتن ضرر زده است، زیرا خداوند بی‌نیاز و شایسته ستایش است!///همانا بود برای شما در ایشان پیرویی نکو برای آنکه امید دارد خدا و روز بازپسین را و آنکه پشت کند همانا خدا است بی‌نیاز ستوده‌///بی‌گمان برایتان در (پیروی از) آنان به‌راستی سر مشقی نیکو بوده است؛ برای آنان که به خدا و روز بازپسین امید داشته‌اند. و هر کس روی برتابد خدا - (هم) او- بی‌نیاز ستوده است. quran_en_fa It may be that Allah will grant love (and friendship) between you and those whom ye (now) hold as enemies. For Allah has power (over all things); And Allah is Oft-Forgiving, Most Merciful. امید است خدا میان شما و کسانی از کافران که با آنان دشمنی داشتید [به وسیله اسلام آوردنشان] دوستی قرار دهد، و خدا تواناست، و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///امید است خدا میان شما و کسانی از کافران که با آنان دشمنی داشتید [به وسیله اسلام آوردنشان] دوستی قرار دهد، و خدا تواناست، و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///شاید خدا میان شما و کسانى که با آنها دشمنى مى‌ورزید دوستى پدید آورد. خدا قادر است و خدا آمرزنده و مهربان است.///امید است که خدا میان شما و کسانى از آنان که [ایشان را] دشمن داشتید [با اسلام آوردنشان‌] دوستى برقرار کند، و خدا تواناست، و خدا آمرزنده‌ى مهربان است///امید است که خدا میان شما و میان کسانى از آنان که [ایشان را] دشمن داشتید، دوستى برقرار کند، و خدا تواناست، و خدا آمرزنده مهربان است.///امید است که خدا میان شما و کسانى که با آنان دشمنى داشتید، [به سبب اسلام آوردنشان در فتح مکه،] دوستى برقرار کند و خداوند تواناست و خداوند آمرزنده‌ی مهربان است.///امید است که خدا دوستی میان شما و دشمنانتان (به فتوحات اسلام و ایمان کفار) برقرار گرداند و خدا قادر و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///چه بسا خداوند در میان شما و کسانی از آنان که باهم دشمنی دارید، مهربانی پدید آورد، و خداوند تواناست، و خداوند آمرزگار مهربان است‌///امید است خدا میان شما و کسانی از مشرکین که با شما دشمنی کردند (از راه اسلام) پیوند محبت برقرار کند؛ خداوند تواناست و خداوند آمرزنده و مهربان است.///امید است خدا نهد میان شما و میان آنان که دشمنی کردید از ایشان دوستیی و خدا توانا است و خدا است آمرزنده مهربان‌///شاید خدا میان شما و میان کسانی از آنان که (ایشان را) دشمن داشتید، نوعی دوستی برقرار کند، و خدا تواناست و خدا پوشنده‌ای رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa Allah forbids you not, with regard to those who fight you not for (your) Faith nor drive you out of your homes, from dealing kindly and justly with them: for Allah loveth those who are just. خدا شما را از نیکی کردن و عدالت نسبت به کسانی که درکار دین با شما نجنگیدند و شما را از دیارتان بیرون نکردند باز نمی‌دارد؛ زیرا خدا عدالت پیشگان را دوست دارد.///خدا شما را از نیکی کردن و عدالت نسبت به کسانی که درکار دین با شما نجنگیدند و شما را از دیارتان بیرون نکردند باز نمی‌دارد؛ زیرا خدا عدالت پیشگان را دوست دارد.///خدا شما را از نیکى‌کردن و عدالت‌ورزیدن با آنان که با شما در دین نجنگیده‌اند و از سرزمینتان بیرون نرانده‌اند، باز نمى‌دارد. خدا کسانى را که به عدالت رفتار مى‌کنند دوست دارد.///خداوند شما را از نیکى کردن و دادگرى با کسانى که در [امر] دین با شما نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون نکرده‌اند منعت نمى‌کند. بى‌تردید خداوند دادگران را دوست مى‌دارد/// [اما] خدا شما را از کسانى که در [کار] دین با شما نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون نکرده‌اند، باز نمى‌دارد که با آنان نیکى کنید و با ایشان عدالت ورزید، زیرا خدا دادگران را دوست مى‌دارد.///خداوند شما را از نیکى و دادگری با کسانى که با شما به خاطر دین نجنگیدند و شما را از دیارتان بیرون نراندند، بازنمى‌دارد. همانا خداوند عدالت‌پیشگان را دوست دارد.///خدا شما را از آنان که با شما در دین قتال و دشمنی نکرده و شما را از دیارتان بیرون ننمودند نهی نمی‌کند که با آنان نیکی کنید و به عدالت و انصاف رفتار نمایید، که خدا مردم با عدل و داد را بسیار دوست می‌دارد.///خداوند شما را از کسانی که با شما در کار دین کارزار نکرده‌اند، و شما را از خانه و کاشانه‌تان آواره نکرده‌اند، نهی نمی‌کند از اینکه در حقشان نیکی کنید و با آنان دادگرانه رفتار کنید، بی‌گمان خداوند دادگران را دوست دارد///خدا شما را از نیکی کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی که در راه دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند نهی نمی‌کند؛ چرا که خداوند عدالت‌پیشگان را دوست دارد.///بازندارد شما را خدا از آنان که جنگ با شما نکردند در دین و برون نراندند شما را از خانه‌های خویش که نیکی کنید با آنان و از در دادگری با آنان درآئید همانا خدا دوست دارد دادگران را///خدا شما را از (دوستی با) کسانی که در دین با شما کشتار نکرده و شما را از دیارتان بیرون نکرده‌اند، باز نمی‌دارد، که با آنان نیکی کنید، و با ایشان عدالت - و فراتر از آن- ورزید. خدا بی‌گمان دادگران را دوست می‌دارد. quran_en_fa Allah only forbids you, with regard to those who fight you for (your) Faith, and drive you out of your homes, and support (others) in driving you out, from turning to them (for friendship and protection). It is such as turn to them (in these circumstances), that do wrong. خدا فقط شما را از دوستی با کسانی نهی می‌کند که در کار دین با شما جنگیدند، و از دیارتان بیرون راندند، و در بیرون راندنتان به یکدیگر کمک کردند تا [به خاطر این سختگیری] با آنان دوستی کنید. و تنها کسانی که با آنان دوستی کنند، ستمکارانند.///خدا فقط شما را از دوستی با کسانی نهی می‌کند که در کار دین با شما جنگیدند، و از دیارتان بیرون راندند، و در بیرون راندنتان به یکدیگر کمک کردند تا [به خاطر این سختگیری] با آنان دوستی کنید. و تنها کسانی که با آنان دوستی کنند، ستمکارانند.///جز این نیست که خدا از دوستى‌ورزیدن با کسانى که با شما در دین جنگیده‌اند و از سرزمین خود بیرونتان رانده‌اند یا در بیرون‌راندنتان همدستى کرده‌اند شما را باز دارد. و هر که با آنها دوستى ورزد از ستمکاران خواهد بود.///خدا شما را تنها از [دوستى و رابطه با] کسانى باز مى‌دارد که در [امر] دین با شما جنگیدند و شما را از خانه‌هایتان بیرون راندند و در بیرون راندنتان با یکدیگر همدستى کردند. و هر کس با آنها دوستى کند آنان همان ستمگرانند///فقط خدا شما را از دوستى با کسانى باز مى‌دارد که در [کار] دین با شما جنگ کرده و شما را از خانه‌هایتان بیرون رانده و در بیرون‌راندنتان با یکدیگر همپشتى کرده‌اند. و هر کس آنان را به دوستى گیرد، آنان همان ستمگرانند.///خداوند تنها شما را از دوستى ورزیدن با کسانى نهى مى‌کند که به خاطر دین با شما جنگیدند و شما را از سرزمین خود بیرون راندند و در بیرون راندن شما همدستى کردند و هر کس با آنان دوستى ورزد، پس اینان همان ستمکارانند.///و تنها شما را از دوستی کسانی نهی می‌کند که در دین با شما قتال کرده و از وطنتان بیرون کردند و بر بیرون کردن شما همدست شدند، زنهار آنها را دوست نگیرید و کسانی که با آنان دوستی و یاوری کنند ایشان به حقیقت ظالم و ستمکارند.///خداوند فقط شما را از کسانی که با شما در کار دین کارزار کرده‌اند و شما را از خانه و کاشانه‌تان آواره کرده‌اند و برای راندنتان [با دیگران‌] همدستی کرده‌اند، نهی می‌کند از اینکه دوستشان بدارید، و هر کس دوستشان بدارد، آنانند که ستمکار [مشرک‌] هستند///تنها شما را از دوستی و رابطه با کسانی نهی می‌کند که در امر دین با شما پیکار کردند و شما را از خانه هایتان بیرون راندند یا به بیرون‌راندن شما کمک کردند و هر کس با آنان رابطه دوستی داشته باشد ظالم و ستمگر است!///جز این نیست که خدا باز دارد شما را از آنان که پیکار کردند با شما در دین و برون راندند شما را از خانه‌های خویش و پشتیبانی کردند بر برون‌راندن شما که دوستی با آنان کنید و آنکه دوستشان دارد همانا آنانند ستمکاران‌///تنها خدا شما را از دوستی با کسانی باز می‌دارد که در دین با شما کشتار کرده و شما را از خانه‌هایتان بیرون رانده، و در بیرون راندنتان با یکدیگر پشتیبانی کردند و هر کس آنان را به ولایت برگیرد، ایشان‌، (هم) اینان ستمگرانند. quran_en_fa O ye who believe! When there come to you believing women refugees, examine (and test) them: Allah knows best as to their Faith: if ye ascertain that they are Believers, then send them not back to the Unbelievers. They are not lawful (wives) for the Unbelievers, nor are the (Unbelievers) lawful (husbands) for them. But pay the Unbelievers what they have spent (on their dower), and there will be no blame on you if ye marry them on payment of their dower to them. But hold not to the guardianship of unbelieving women: ask for what ye have spent on their dowers, and let the (Unbelievers) ask for what they have spent (on the dowers of women who come over to you). Such is the command of Allah: He judges (with justice) between you. And Allah is Full of Knowledge and Wisdom. ای مؤمنان! هنگامی که زنان باایمان [با جدا شدن از همسرانشان] هجرت کنان [از دیار کفر] به سوی شما می‌آیند، آنان را [از جهت ایمان] بیازمایید، البته خدا خود به ایمان آنان داناتر است. پس اگر آنان را باایمان تشخیص دادید، آنان را به سوی کافران [که همسرانشان هستند] باز مگردانید، نه این زنان بر کافران حلال اند، و نه آن کافران بر این زنان حلال اند، و مهریه‌ای که همسران کافر به زنان مؤمن خود داده‌اند به آنان بپردازید، و بر شما گناهی نیست در صورتی که مهریه شان را به آنان بدهید، با آنان ازدواج کنید، و به عقد و پیوندهای زنان کافر [تان که به کفار پیوسته‌اند] پای بند نباشید [که آن عقد و پیوند باطل شده و وظیفه شما رها کردن آنان است] و آنچه را شما [برای همسران مرتد و فراری خود که به کافران پناهنده شده‌اند] هزینه کرده‌اید [از کافران] بخواهید، و آنان هم باید آنچه را هزینه کرده‌اند از شما درخواست کنند؛ این حکم خداست که میان شما حکم می‌کند، و خدا دانا و حکیم است.///ای مؤمنان! هنگامی که زنان باایمان [با جدا شدن از همسرانشان] هجرت کنان [از دیار کفر] به سوی شما می‌آیند، آنان را [از جهت ایمان] بیازمایید، البته خدا خود به ایمان آنان داناتر است. پس اگر آنان را باایمان تشخیص دادید، آنان را به سوی کافران [که همسرانشان هستند] باز مگردانید، نه این زنان بر کافران حلال اند، و نه آن کافران بر این زنان حلال اند، و مهریه‌ای که همسران کافر به زنان مؤمن خود داده‌اند به آنان بپردازید، و بر شما گناهی نیست در صورتی که مهریه شان را به آنان بدهید، با آنان ازدواج کنید، و به عقد و پیوندهای زنان کافر [تان که به کفار پیوسته‌اند] پای بند نباشید [که آن عقد و پیوند باطل شده و وظیفه شما رها کردن آنان است] و آنچه را شما [برای همسران مرتد و فراری خود که به کافران پناهنده شده‌اند] هزینه کرده‌اید [از کافران] بخواهید، و آنان هم باید آنچه را هزینه کرده‌اند از شما درخواست کنند؛ این حکم خداست که میان شما حکم می‌کند، و خدا دانا و حکیم است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چون زنان مؤمنى که مهاجرت کرده‌اند به نزدتان آیند، بیازماییدشان. خدا به ایمانشان داناتر است. پس، اگر دانستید که ایمان آورده‌اند، نزد کافران بازشان مگردانید. زیرا اینان بر مردان کافر حلال نیستند و مردان کافر نیز بر آنها حلال نیستند. و هر چه آن کافران براى این گونه زنان هزینه کرده‌اند بپردازید. و اگر آنها را نکاح کنید و مهرشان را بدهید مرتکب گناهى نشده‌اید. و زنان کافر خود را نگه مدارید. و هر چه هزینه کرده‌اید از مردان کافر بخواهید و آنها نیز هر چه هزینه کرده‌اند از شما بخواهند. این حکم خداست. خدا میان شما حکم مى‌کند و او دانا و حکیم است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! وقتى زنان با ایمان به عنوان هجرت نزد شما آمدند امتحانشان کنید. خدا به [حقیقت‌] ایمانشان داناتر است. پس اگر آنها را مؤمن دانستید آنها را به سوى کافران باز نگردانید. نه اینان براى کفار حلالند و نه آنها براى اینان حلال و هر///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چون زنان با ایمان مهاجر، نزد شما آیند آنان را بیازمایید. خدا به ایمان آنان داناتر است. پس اگر آنان را باایمان تشخیص دادید، دیگر ایشان را به سوى کافران بازنگردانید: نه آن زنان بر ایشان حلالند و نه آن [مردان‌] بر این زنان حلال. و هر چه خرج [این زنان‌] کرده‌اند به [شوهران‌] آنها بدهید، و بر شما گناهى نیست که -در صورتى که مهرشان را به آنان بدهید- با ایشان ازدواج کنید، و به پیوندهاى قبلى کافران متمسک نشوید [و پایبند نباشید] و آنچه را شما [براى زنان مرتد و فرارى خود که به کفار پناهنده شده‌اند] خرج کرده‌اید، [از کافران‌] مطالبه کنید، و آنها هم باید آنچه را خرج کرده‌اند [از شما] مطالبه کنند. این حکم خداست [که‌] میان شما داورى مى‌کند، و خدا داناى حکیم است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! هرگاه زنان مؤمن [که از شوهر کافر خود جدا شده‌اند،] هجرت‌کنان نزد شما آمدند، آنان را [از نظر ایمان] بیازمایید. خداوند به ایمان آنها دانا‌تر است. پس اگر آنها را باایمان تشخیص دادید، آنان را به سوى کافران بازنگردانید. نه این زنان براى آن کافران حلالند و نه آنان براى اینان و آن [مهریه] را که شوهران کافر پرداخت کرده‌اند، به آن کافران بپردازید و بر شما گناهى نیست که با اینان ازدواج کنید، به شرط آن که مهریه‌ی آنان را بپردازید و به عقد زنان کافر [تان که به کفار پیوسته‌اند،] پاى‌بند مباشید. [که آن عقد باطل شده] و آنچه را شما [براى همسران خود که به کافران پناهنده شده‌اند،] هزینه کرده‌اید، [از کافران] بخواهید، همان­گونه که آنان آنچه را هزینه کرده‌اند، از شما بخواهند. این حکم الهى است که خداوند میان شما مقرر داشته و خداوند آگاه حکیم است.///ای کسانی که ایمان آورده‌اید، زنانی که به عنوان اسلام و ایمان (از دیار خود) هجرت کرده و به سوی شما آمدند (ممکن است جاسوس باشند) شما از آنها تحقیق کرده و امتحانشان کنید و البته خدا به (صدق و کذب) ایمانشان داناتر است، اگر با ایمانشان شناختید آنها را دیگر به شوهران کافرشان بر مگردانید که هرگز این زنان مؤمن بر آن کفار و آن شوهران کافر بر این زنان حلال نیستند ولی مهر و نفقه‌ای که شوهران مخارج آن زنان کرده‌اند به آنها بپردازید، و باکی نیست که شما با آنان نکاح کنید در صورتی که اجر و مهرشان را بدهید. و هرگز متوسل به حفاظت (و عقد و پیمان) زنان کافره نشوید و (اگر زنانتان از اسلام به کفر برگشتند و نزد کافران رفتند) از کفار مهر و نفقه مطالبه کنید، آنها هم (اگر زنانشان ایمان آوردند و نزد شما آمدند) مهر و نفقه طلبند. این حکم خداست که میان شما حکم می‌کند و خدا (به حقایق امور) دانا و (به مصالح خلق) آگاه است.///ای مؤمنان هر گاه زنان مؤمن مهاجر به نزد شما آیند، آنان را بیازمایید، خداوند به [حقیقت‌] ایمانشان آگاه‌تر است، پس اگر آنان را مؤمن شناختید دیگر آنان را به سوی کفار باز مگردانید، نه ایشان بر آنان حلال هستند و نه آنان برایشان حلالند، و به آنان آنچه خرج کرده‌اند بدهید، و بر شما گناهی نیست که پس از آنکه مهرهایشان را پرداختید، با آنان ازدواج کنید، و دست در دامان زنان کافر مزنید، و [چون زنان شما نزد آنان روند] آنچه خرج کرده‌اید از آنان [کافران‌] طلب کنید و آنان هم آنچه خرج کرده‌اند از شما طلب کنند، این حکم الهی است که در میان شما داوری می‌کند و خداوند دانای فرزانه است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که زنان باایمان بعنوان هجرت نزد شما آیند، آنها را آزمایش کنید -خداوند به ایمانشان آگاهتر است- هرگاه آنان را مؤمن یافتید، آنها را بسوی کفار بازنگردانید؛ نه آنها برای کفار حلالند و نه کفار برای آنها حلال؛ و آنچه را همسران آنها (برای ازدواج با این زنان) پرداخته‌اند به آنان بپردازید؛ و گناهی بر شما نیست که با آنها ازدواج کنید هرگاه مهرشان را به آنان بدهید و هرگز زنان کافر را در همسری خود نگه ندارید (و اگر کسی از زنان شما کافر شد و به بلاد کفر فرار کرد،) حق دارید مهری را که پرداخته‌اید مطالبه کنید همان‌گونه که آنها حق دارند مهر زنانشان را که از آنان جدا شده‌اند) از شما مطالبه کنند؛ این حکم خداوند است که در میان شما حکم می‌کند، و خداوند دانا و حکیم است!///ای آنان که ایمان آوردید اگر آمدند شما را زنان مؤمنان هجرت‌کنندگان پس بیازمائیدشان خدا داناتر است به ایمان آنان پس اگر دانستید ایشان را ایمان‌آرندگان بازنگردانیدشان بسوی کافران نه اینان حلالند آنان را و نه آنان حلالند اینان را و بدهید بدیشان آنچه را هزینه کردند و نیست پروائی بر شما که کابین بندید بر آنان هر گاه دهیدشان مزدهای ایشان را و چنگ نزنید (دل نبندید) به عصمتهای آنان کفرورزنده و بخواهید آنچه هزینه کردید و باید خواهند آنچه هزینه کردند این است حکم خدا که حکم کند میان شما و خدا است دانای حکیم‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! هنگامی که زنان باایمان به حال مهاجرت نزدتان آیند، آنان را بیازمایید؛ خدا به ایمان آنان داناتر (از دیگران) است. پس اگر آنان را باایمان دانستید، دیگر ایشان را سوی کافران باز نگردانید؛ نه آن زنان برایشان حلالند و نه آن مردان برای این زنان حلالند. و هر چه خرج (این زنان) کرده‌اند، به شوهرانشان باز پس دهید، و بر شما هیچ گناهی نیست که - در صورتی که مهرشان را به آنان بدهید - با ایشان ازدواج کنید و عصمت‌های زنان کافر را (در زناشویی خود) بر مگیرید و آنچه را شما (برای زنان کافر خود که به کفار پناهنده شده‌اند) خرج کرده‌اید (از کافران) مطالبه کنید و آنها هم باید آنچه را (برای زنان هجرت کرده بر خود) خرج کرده‌اند (از شما) مطالبه کنند. این حکم خداست (که) میان شما داوری می‌کند و خدا بس دانایی حکیم است. quran_en_fa And if any of your wives deserts you to the Unbelievers, and ye have an accession (by the coming over of a woman from the other side), then pay to those whose wives have deserted the equivalent of what they had spent (on their dower). And fear Allah, in Whom ye believe. اگر برخی از همسران شما با پیوستن به کفار از دست شما رفتند [و کافران مهریه مورد مطالبه شما را ندادند] و شما غنیمتی یافتید، پس به کسانی که همسرانشان را [به خاطر پیوستن به کفار] از دست داده‌اند، معادل مهریه‌ای که داده‌اند از غنایم بپردازید، و از خدایی که به او ایمان دارید پروا کنید.///اگر برخی از همسران شما با پیوستن به کفار از دست شما رفتند [و کافران مهریه مورد مطالبه شما را ندادند] و شما غنیمتی یافتید، پس به کسانی که همسرانشان را [به خاطر پیوستن به کفار] از دست داده‌اند، معادل مهریه‌ای که داده‌اند از غنایم بپردازید، و از خدایی که به او ایمان دارید پروا کنید.///و اگر یکى از زنان شما به کفار پیوست و آنگاه به انتقام از کافران برخاستید، به کسانى که زنانشان رفته‌اند به میزان هزینه‌اى که کرده‌اند بپردازید و از خدایى که به او ایمان آورده‌اید بترسید.///و اگر یکى از همسران شما از دستتان رفت و به کفار پیوست و [آنها مهر مورد مطالبه شما را ندادند و شما از کفار] غنیمت یافتید، پس به کسانى که همسرانشان رفته‌اند معادل آنچه خرج کرده‌اند [از غنایم‌] بپردازید. و از خدایى که به او ایمان دارید بترسید///و در صورتى که [زنى‌] از همسران شما به سوى کفار رفت [و کفار مهر مورد مطالبه شما را ندادند] و شما غنیمت یافتید؛ پس به کسانى که همسرانشان رفته‌اند، معادل آنچه خرج کرده‌اند بدهید، و از آن خدایى که به او ایمان دارید بترسید.///و اگر برخى از همسران شما با پیوستن به کفار از دست شما رفتند، [و شما نتوانستید مهریه‌اى را که پرداخته‌اید، از کافران بگیرید،] پس [هرگاه] شما آنان را تعقیب کردید، [و به غنیمتى دست یافتید،] به آنان که همسرانشان [نزد کفار] رفته‌اند، معادل آنچه خرج [مهریه] کرده‌اند، بپردازید و از خدایى که به او ایمان دارید، پروا کنید.///و اگر از زنان شما کسانی (مرتد شده) به سوی کافران رفتند و شما در مقام انتقام بر آمدید و غنیمت بردید، به مردانی که زنانشان رفته‌اند به قدر همان مهر و نفقه‌ای که خرج کرده‌اند بدهید، و از خدایی که به او ایمان آورده‌اید بترسید و پرهیزکار شوید.///و اگر از دست شما زنی به سوی کافران رود، و سپس با آنان تلافی کردید و غنیمت گرفتید، آنگاه به کسانی که همسرانشان [به سوی کفار] رفته‌اند، معادل خرجی را که کرده‌اند [از غنایم‌] بپردازید، و از خداوندی که شما به او ایمان دارید پروا کنید///و اگر بعضی از همسران شما از دستتان بروند (و به سوی کفار بازگردند) و شما در جنگی بر آنان پیروز شدید و غنایمی گرفتید، به کسانی که همسرانشان رفته‌اند، همانند مهری را که پرداخته‌اند بدهید؛ و از (مخالفت) خداوندی که همه به او ایمان دارید بپرهیزید!///و اگر از دست شما رفت چیزی از زنان شما بسوی کافران پس در برابر از آنان برده گرفتید پس بپردازید بدانان که رفتند همسرانشان مانند آنچه را هزینه کردند و بترسید خداوندی را که شمائید بدو ایمان‌آرندگان‌///و اگر کسی از همسرانتان سوی کفار رفت، پس پیگیری کردید، در نتیجه به کسانی که همسران‌شان (از دستشان) رفته‌اند، برابر آنچه خرج کرده‌اند بازدهید. و از آن خدایی که به او ایمان دارید بهراسید. quran_en_fa O Prophet! When believing women come to thee to take the oath of fealty to thee, that they will not associate in worship any other thing whatever with Allah, that they will not steal, that they will not commit adultery (or fornication), that they will not kill their children, that they will not utter slander, intentionally forging falsehood, and that they will not disobey thee in any just matter,- then do thou receive their fealty, and pray to Allah for the forgiveness (of their sins): for Allah is Oft-Forgiving, Most Merciful. ای پیامبر! هنگامی که زنان باایمان نزد تو آیند تا [بر پایه این شرایط] با تو بیعت کنند که چیزی را با خدا شریک نگیرند، و دزدی نکنند، و مرتکب زنا نشوند، و فرزندان خود را نکشند، و طفل حرام زاده خود را به دروغ و افترا به شوهرانشان نبندند، و در هیچ کار پسندیده‌ای از تو سرپیچی نکنند، با آنان بیعت کن و از خدا برای آنان آمرزش بخواه؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///ای پیامبر! هنگامی که زنان باایمان نزد تو آیند تا [بر پایه این شرایط] با تو بیعت کنند که چیزی را با خدا شریک نگیرند، و دزدی نکنند، و مرتکب زنا نشوند، و فرزندان خود را نکشند، و طفل حرام زاده خود را به دروغ و افترا به شوهرانشان نبندند، و در هیچ کار پسندیده‌ای از تو سرپیچی نکنند، با آنان بیعت کن و از خدا برای آنان آمرزش بخواه؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///اى پیامبر، اگر زنان مؤمن نزد تو آمدند تا بیعت کنند، بدین شرط که هیچ کس را با خدا شریک نکنند و دزدى نکنند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و فرزندى را که از آن شوهرشان نیست به دروغ به او نسبت ندهند و در کارهاى نیک نافرمانى تو نکنند، با آنها بیعت کن و برایشان از خدا آمرزش بخواه، که خدا آمرزنده و مهربان است.///اى پیامبر! چون زنان با ایمان نزد تو آیند و با تو بیعت کنند که چیزى را با خدا شریک نسازند و دزدى و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و فرزندى نامشروع پیش دست و پاى خود نیاورند که به دروغ [به شوهران خود] ببندند، و در کار نیک نافرمانى تو نکنند، با آنها ب///اى پیامبر، چون زنان باایمان نزد تو آیند که [با این شرط] با تو بیعت کنند که چیزى را با خدا شریک نسازند، و دزدى نکنند، و زنا نکنند، و فرزندان خود را نکشند، و بچه‌هاى حرامزاده پیش دست و پاى خود را با بهتان [و حیله‌] به شوهر نبندند، و در [کار] نیک از تو نافرمانى نکنند، با آنان بیعت کن و از خدا براى آنان آمرزش بخواه، زیرا خداوند آمرزنده مهربان است.///اى پیامبر! هنگامى که زنان باایمان نزد تو آمدند تا با تو بیعت کنند که چیزى را شریک خدا نگیرند و دزدى نکنند و مرتکب زنا نشوند و فرزندان خود را نکشند و با دروغ فرزند حرام‌زاده‌اى را که پیش دست و پاى آنان است، بر [شوهر] خویش نبندند و در هیچ کار خیرى تو را نافرمانى نکنند، پس با آنان بیعت کن و براى آنان از خداوند آمرزش بخواه که خداوند آمرزنده و مهربان است.///الا ای پیغمبر (گرامی) چون زنان مؤمن آیند که با تو بیعت کنند که دیگر هرگز شرک به خدا نیاورند و سرقت و زنا کاری نکنند و اولاد خود را به قتل نرسانند و بر کسی افترا و بهتان میان دست و پای خود نبندند (یعنی فرزندی را که میان دست و پای خود پرورده و علم به آن از انعقاد نطفه او دارند به دروغ به کسی غیر پدرش نبندند) و با تو در هیچ امر معروفی مخالفت نکنند، بدین شرایط با آنها بیعت کن و بر آنان از خدا آمرزش و غفران طلب، که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///ای پیامبر چون زنان مؤمن به نزد تو آمدند که با تو بیعت کنند که برای خداوند شریکی نیاورند و دزدی نکنند و زنا نکنند و فرزندانشان را نکشند و فرزندی را از راه بهتان به دست نیاورند که نسبت آن را به دست و پای خویش دهند، و در کار خیری از تو نافرمانی نکنند، پس با آنان بیعت کن و برایشان از خداوند آمرزش بخواه، چرا که خداوند آمرزگار مهربان است‌///ای پیامبر! هنگامی که زنان مؤمن نزد تو آیند و با تو بیعت کنند که چیزی را شریک خدا قرار ندهند، دزدی و زنا نکنند، فرزندان خود را نکشند، تهمت و افترایی پیش دست و پای خود نیاورند و در هیچ کار شایسته‌ای مخالفت فرمان تو نکنند، با آنها بیعت کن و برای آنان از درگاه خداوند آمرزش بطلب که خداوند آمرزنده و مهربان است!///ای پیمبر هر گاه آیندت زنان ایمان‌آورنده که با تو پیمان بندند (بیعت کنند) بر آنکه شرک نورزند به خدا چیزی را و نه دزدی کنند و نه زنا کنند و نکشند فرزندان خویش را و نیاورند دروغی (تهمتی) که بربندندش در باره دستهای خویش و پایهای خویش و نافرمانیت نکنند در خوبی پس پیمان بند (بیعت کن) با ایشان و آمرزش خواه برای ایشان از خدا همانا خدا است آمرزنده مهربان‌///هان ای پیامبر! هنگامی که زنان باایمان نزد تو آیند در حالی که با تو بیعت می‌کنند که چیزی را با خدا شریک نسازند و دزدی ننمایند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و (بچه‌های حرام‌زاده‌ی) پیش دست و پای خود را با بهتان (و حیله) به شوهرانشان نبندند. و در (کار) معروف و پسندیده‌ی ایمانی، تو را نافرمانی نکنند، پس با آنان بیعت کن و از خدا برایشان پوشش بخواه (که) بی‌گمان خدا بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa O ye who believe! Turn not (for friendship) to people on whom is the Wrath of Allah, of the Hereafter they are already in despair, just as the Unbelievers are in despair about those (buried) in graves. ای مؤمنان! با قومی که خدا بر آنان خشم گرفته، دوستی نکنید. آنان به یقین از آخرت مأیوسند، همان گونه که کافران مدفون در قبرها [که به سرانجام شوم خود رسیده‌اند، از نجات خویش] مأیوسند.///ای مؤمنان! با قومی که خدا بر آنان خشم گرفته، دوستی نکنید. آنان به یقین از آخرت مأیوسند، همان گونه که کافران مدفون در قبرها [که به سرانجام شوم خود رسیده‌اند، از نجات خویش] مأیوسند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، با مردمى که خدا بر آنها خشم گرفته است دوستى مکنید. اینان از آخرت نومیدند، همچنان که آن کافرانى که اینک در گورند از آخرت نومیدند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! مردمى را که خدا بر آنها خشم گرفته به دوستى مگیرید. همانا از آخرت نومیدند [چون منکر آنند]، همان گونه که کافران از [باز آمدن‌] اهل قبور نومیدند///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، مردمى را که خدا بر آنان خشم رانده، به دوستى مگیرید. آنها واقعا از آخرت سلب امید کرده‌اند، همان گونه که کافران اهل گور قطع امید نموده‌اند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! گروهى را که خداوند بر آنان خشم گرفته، به سرپرستى [و دوستى و یارى] نگیرید. آنان از آخرت نومیدند، چنان که کافران از [بازگشت] اهل قبور نومیدند.///الا ای اهل ایمان، هرگز قومی را که خدا بر آنان غضب کرده (یعنی جهودان را) یار و دوستدار خود مگیرید که آنها از عالم آخرت به کلی مأیوسند چنانکه کافران از اهل قبور نومیدند (یعنی فرقی میان جهودان و اهل کتاب که خود را معتقد به خدا و قیامت می‌دانند با کافران بی‌عقیده در مقام عمل هیچ نیست که هیچ کدام طالب آخرت و در فکر قیامت ابدا نیستند).///ای مؤمنان قومی را که خداوند بر آنان خشم آورده است، به دوستی مگیرید، که از آخرت به همان گونه نومیدند که کافران از بازگشت در گور خفتگان‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! با قومی که خداوند آنان را مورد غضب قرار داده دوستی نکنید؛ آنان از آخرت مأیوسند همان‌گونه که کفار مدفون در قبرها مأیوس می‌باشند!///ای آنان که ایمان آوردید دوستی نکنید با گروهی که خشم آورد خدا بر ایشان همانا نومید شدند از آخرت چنانکه نومید شدند کافران از یاران گورستان‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! مردمی را که خدا بر آنان خشم کرده هرگز به دوستی و سرپرستی برنگیرید. آنان بی‌گمان از آخرت نومید شدند، همان گونه که کافران از صاحبان گورها نومید شدند. quran_en_fa Whatever is in the heavens and on earth, let it declare the Praises and Glory of Allah: for He is the Exalted in Might, the Wise. آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، خدا را [به پاک بودن از هر عیب و نقصی] می‌ستایند، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، خدا را [به پاک بودن از هر عیب و نقصی] می‌ستایند، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///خدا را تسبیح گویند هر چه در آسمانها و در زمین است، و اوست پیروزمند و حکیم.///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است همه تسبیح خدا مى‌گویند، و او مقتدر حکیم است///آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است به تسبیح خدا مى‌پردازند، و اوست ارجمند حکیم.///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، براى خدا تسبیح می‌گویند و اوست شکست‌ناپذیر حکیم.///هر چه در آسمانها و زمین است همه به تسبیح و ستایش خدای عالم که مقتدر و حکیم است مشغولند.///آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است خداوند را نیایش کند، و اوست پیروزمند فرزانه‌///آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همه تسبیح خدا می‌گویند؛ و او شکست‌ناپذیر و حکیم است!///تسبیح گفت خدا را آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است و او است عزتمند حکیم‌///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است برای خدا تسبیح گفتند و اوست عزیز حکیم. quran_en_fa O ye who believe! Why say ye that which ye do not? ای مؤمنان! چرا چیزی را می‌گویید که خود عمل نمی‌کنید؟///ای مؤمنان! چرا چیزی را می‌گویید که خود عمل نمی‌کنید؟///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چرا سخنانى مى‌گویید که به کارشان نمى‌بندید؟///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! چرا چیزى را مى‌گویید که عمل نمى‌کنید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چرا چیزى مى‌گویید که انجام نمى‌دهید؟///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! چرا چیزى مى‌گویید که عمل نمى‌کنید؟///الا ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چرا چیزی به زبان می‌گویید که در مقام عمل خلاف آن می‌کنید؟///ای مؤمنان چرا چیزی می‌گویید که انجام نمی‌دهید///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چرا سخنی می‌گویید که عمل نمی‌کنید؟!///ای آنان که ایمان آوردید چرا گوئید آنچه را نکنید///هان ای کسانی که ایمان آوردید! چرا چیزی می‌گویید که (آن را) انجام نمی‌دهید. quran_en_fa Grievously odious is it in the sight of Allah that ye say that which ye do not. نزد خدا به شدت موجب خشم است که چیزی را بگویید که خود عمل نمی‌کنید.///نزد خدا به شدت موجب خشم است که چیزی را بگویید که خود عمل نمی‌کنید.///خداوند سخت به خشم مى‌آید که چیزى بگویید و به جاى نیاورید.///نزد خدا سخت مبغوض است که چیزى را بگویید که عمل نمى‌کنید///نزد خدا سخت ناپسند است که چیزى را بگویید و انجام ندهید.///نزد خدا بسیار موجب خشم است که چیزى را بگویید که عمل نمى‌کنید.///این عمل که سخن بگویید و خلاف آن کنید بسیار سخت خدا را به خشم و غضب می‌آورد.///نزد خداوند بس منفور است که چیزی را بگویید که انجام نمی‌دهید///نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمی‌کنید!///گران است خشمی نزد خدا که گوئید آنچه را نکنید///بزرگ‌خشمی است نزد خدا که بگویید آنچه را انجام نمی‌دهید. quran_en_fa Truly Allah loves those who fight in His Cause in battle array, as if they were a solid cemented structure. خدا کسانی را دوست دارد که صف زده در راه او جهاد می‌کنند [و از ثابت قدمی] گویی بنایی پولادین و استوارند.///خدا کسانی را دوست دارد که صف زده در راه او جهاد می‌کنند [و از ثابت قدمی] گویی بنایی پولادین و استوارند.///خدا دوست دارد کسانى را که در راه او در صفى، همانند دیوارى که اجزایش را با سرب به هم پیوند داده باشند، مى‌جنگند.///همانا خداوند کسانى را که در راه او صف در صف جهاد مى‌کنند چنانکه گویى بنایى آهنینند دوست مى‌دارد///در حقیقت، خدا دوست دارد کسانى را که در راه او صف در صف، چنانکه گویى بنایى ریخته شده از سرب‌اند، جهاد مى‌کنند.///خداوند کسانى را دوست دارد که صف‌بسته در راه او پیکار می‌کنند، چنان­که گویى بنایى بسیار مستحکم از سرب هستند.///خدا آن مؤمنان را که در راه او در صف جهاد با کافران، مانند بنیان و سدی آهنین همدست و پایدارند بسیار دوست می‌دارد.///در حقیقت خداوند دوست دارد کسانی را که در راه او صف در صف جهاد می‌کنند، چنانکه گویی ایشان بنیادی ریخته از سرب‌اند///خداوند کسانی را دوست می‌دارد که در راه او پیکار می‌کنند گوئی بنایی آهنین‌اند!///همانا خدا دوست دارد آنان را که پیکار کنند در راه خدا صف‌بستگان گوئیا ایشانند ساختمانی ریخته چون رودی‌///خدا همواره کسانی را دوست دارد که در راه او صف‌کشید‌گان - چنان که گویی بنایی ریخته شده از سرب هستند - کشتار می‌کنند. quran_en_fa And remember, Moses said to his people: "O my people! why do ye vex and insult me, though ye know that I am the messenger of Allah (sent) to you?" Then when they went wrong, Allah let their hearts go wrong. For Allah guides not those who are rebellious transgressors. و [یاد کن] هنگامی را که موسی به قومش گفت: ای قوم من! چرا مرا می‌آزارید در حالی که می‌دانید من فرستاده خدا به سوی شما هستم؟ پس هنگامی که [از حق] منحرف شدند، خدا هم دل هایشان را [از پذیرفتن هدایت] منحرف کرد، و خدا مردم فاسق را هدایت نمی‌کند.///و [یاد کن] هنگامی را که موسی به قومش گفت: ای قوم من! چرا مرا می‌آزارید در حالی که می‌دانید من فرستاده خدا به سوی شما هستم؟ پس هنگامی که [از حق] منحرف شدند، خدا هم دل هایشان را [از پذیرفتن هدایت] منحرف کرد، و خدا مردم فاسق را هدایت نمی‌کند.///و موسى به قوم خود گفت: اى قوم من، چرا مرا مى‌آزارید، حال آنکه مى‌دانید که من پیامبر خدا بر شما هستم؟ چون از حق رویگردان شدند خدا نیز دلهاشان را از حق بگردانید. و خدا مردم نافرمان را هدایت نمى‌کند.///و [یاد کن‌] هنگامى را که موسى به قوم خود گفت: اى قوم من! چرا آزارم مى‌دهید در حالى که مى‌دانید من فرستاده‌ى خدا به سوى شمایم. پس چون [از حق‌] برگشتند، خدا هم دل‌هایشان را برگرداند، و خدا مردم نافرمان را هدایت نمى‌کند///و [یاد کن‌] هنگامى را که موسى به قوم خود گفت: «اى قوم من، چرا آزارم مى‌دهید، با اینکه مى‌دانید من فرستاده خدا به سوى شما هستم؟» پس چون [از حق‌] برگشتند، خدا دلهایشان را برگردانید، و خدا مردم نافرمان را هدایت نمى‌کند.///و [یاد کن‌] آن‌گاه که موسى به قوم خود گفت: «اى قوم من! چرا آزارم مى‌دهید؟ با این که مى‌دانید من فرستاده‌ی خدا به سوى شما هستم.» پس چون [از حق] منحرف شدند، خداوند دل‌هاى آنان را منحرف ساخت و خداوند مردم نافرمان بدکار را هدایت نمى‌کند.///(یاد آر) وقتی که موسی به قوم خود گفت: ای قوم، برای چه مرا رنج و آزار می‌دهید (و تهمت سحر و کذب و عیبهای دیگر بر من می‌بندید) در صورتی که بر شما معلوم است که من رسول خدا به سوی شما هستم؟ باز چون (از حق) روی گردانیدند خدا هم دلهای بی‌نورشان را (از سعادت و اقبال به حق) بگردانید و خدا هرگز مردم نابکار فاسق را هدایت نخواهد کرد.///و چنین بود که موسی به قومش گفت ای قوم من چرا مرا می‌آزارید و حال آنکه می‌دانید که پیامبر خداوند به سوی شما هستم، پس چون [از حق‌] برگشتند خدا دلهایشان را برگردانید، و خداوند نافرمانان را هدایت نمی‌کند///(به یاد آورید) هنگامی را که موسی به قومش گفت: «ای قوم من! چرا مرا آزار می‌دهید با اینکه می‌دانید من فرستاده خدا به سوی شما هستم؟!» هنگامی که آنها از حق منحرف شدند، خداوند قلوبشان را منحرف ساخت؛ و خدا فاسقان را هدایت نمی‌کند!///و هنگامی که گفت موسی به قوم خویش ای قوم من چرا آزارم کنید و دانید شما که منم فرستاده خدا بسوی شما پس هنگامی که لغزیدند لغزانید خدا دلهای ایشان را و خدا رهبری نکند گروه نافرمانان را///و چون موسی به قوم خود گفت: «ای قوم من! چرا آزارم می‌دهید، با اینکه به‌درستی می‌دانید من به راستی فرستاده‌ی خدا فراسوی شما هستم‌؟» پس چون (از حق) برگشتند، خدا (هم) دل‌هایشان را (همچنان از آن) برگردانید و خدا مردم نافرمان را هدایت نمی‌کند. quran_en_fa And remember, Jesus, the son of Mary, said: "O Children of Israel! I am the messenger of Allah (sent) to you, confirming the Law (which came) before me, and giving Glad Tidings of a Messenger to come after me, whose name shall be Ahmad." But when he came to them with Clear Signs, they said, "this is evident sorcery!" و [یاد کن] هنگامی را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! به یقین من فرستاده خدا به سوی شمایم، تورات را که پیش از من بوده، تصدیق می‌کنم، و به پیامبری که بعد از من می‌آید و نامش «احمد» است، مژده می‌دهم. پس هنگامی که [احمد] دلایل روشن برای آنان آورد، گفتند: این جادویی است آشکار!!///و [یاد کن] هنگامی را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! به یقین من فرستاده خدا به سوی شمایم، تورات را که پیش از من بوده، تصدیق می‌کنم، و به پیامبری که بعد از من می‌آید و نامش «احمد» است، مژده می‌دهم. پس هنگامی که [احمد] دلایل روشن برای آنان آورد، گفتند: این جادویی است آشکار!!///و عیسى‌بن‌مریم گفت: اى بنى اسرائیل، من پیامبر خدا بر شما هستم. توراتى را که پیش از من بوده است تصدیق مى‌کنم، و به پیامبرى که بعد از من مى‌آید و نامش احمد است، بشارتتان مى‌دهم. چون آن پیامبر با آیات روشن خود آمد، گفتند: این جادویى است آشکار.///و هنگامى که عیسى پسر مریم گفت: اى فرزندان اسرائیل! بى‌تردید من فرستاده‌ى خدا به سوى شمایم، در حالى که آنچه را پیش از من آمده که تورات است تصدیق مى‌کنم و به رسولى که پس از من مى‌آید و نامش احمد است بشارت مى‌دهم، ولى همین که [آن رسول‌] با دلایل روشن سرا///و هنگامى را که عیسى پسر مریم گفت: «اى فرزندان اسرائیل، من فرستاده خدا به سوى شما هستم. تورات را که پیش از من بوده تصدیق مى‌کنم و به فرستاده‌اى که پس از من مى‌آید و نام او «احمد» است بشارتگرم.» پس وقتى براى آنان دلایل روشن آورد، گفتند: «این سحرى آشکار است.»///و [یاد کن‌] آن‌گاه که عیسى پسر مریم به بنى‌اسرائیل گفت: «من فرستاده‌ی خدا به سوى شما هستم و تورات را که پیش از من بوده است، تصدیق مى‌کنم و مژده‌دهنده به پیامبرى هستم که پس از من خواهد آمد و نامش احمد است.» پس چون [احمد] دلایل روشنى براى آنان آورد، گفتند: «این جادویى آشکار است.»///و هنگامی که عیسی مریم به بنی اسرائیل گفت: من همانا رسول خدا به سوی شما هستم و به حقانیت کتاب تورات که مقابل من است تصدیق می‌کنم و نیز (شما را) مژده می‌دهم که بعد از من رسول بزرگواری که نامش (در انجیل من) احمد است بیاید. چون آن رسول ما با آیات و معجزات به سوی خلق آمد گفتند: این سحری آشکار است.///و چنین بود که عیسی بن مریم گفت ای بنی‌اسرائیل من پیامبر خداوند به سوی شما هستم، [و] استوار دارنده توراتی که پیشاروی من است و بشارتگر به پیامبری که پس از من می‌آید و نامش احمد است، و چون بر ایشان پدیده‌های شگرف آورد، گفتند این جادوی آشکار است‌///و (به یاد آورید) هنگامی را که عیسی بن مریم گفت: «ای بنی اسرائیل! من فرستاده خدا به سوی شما هستم در حالی که تصدیق‌کننده کتابی که قبل از من فرستاده شده [= تورات‌] می‌باشم، و بشارت‌دهنده به رسولی که بعد از من می‌آید و نام او احمد است!» هنگامی که او [= احمد] با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: «این سحری است آشکار»!///و هنگامی که گفت عیسی ابن مریم ای بنی‌اسرائیل همانا منم فرستاده خدا بسوی شما تصدیق‌کننده آنچه پیش روی من است از تورات و مژده‌دهنده به فرستاده‌ای که بیاید پس از من نام او است احمد تا گاهی که بیامدشان به تابشها (به نشانیها) گفتند این است جادوئی آشکار///و چون عیسی پسر مریم گفت: «ای فرزندان اسرائیل! من به‌راستی فرستاده‌ی خدا سوی شمایم، حال آنکه تورات را که در برابر من است تصدیق کننده‌ام و به فرستاده‌ای که پس از من می‌آید و نام او احمد (ص) است بشارتگرم.» پس هنگامی‌که برایشان دلایلی روشن آورد، گفتند: «این سحری آشکارگر است.» quran_en_fa Who doth greater wrong than one who invents falsehood against Allah, even as he is being invited to Islam? And Allah guides not those who do wrong. و ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغ می‌بندد، در حالی که به اسلام دعوت می‌شود کیست؟ و خدا مردم ستمکار را هدایت نمی‌کند.///و ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغ می‌بندد، در حالی که به اسلام دعوت می‌شود کیست؟ و خدا مردم ستمکار را هدایت نمی‌کند.///کیست ستمکارتر از آن کس که به خدا دروغ مى‌بندد، در حالى که او را به اسلام دعوت مى‌کنند؟ و خدا ستمکاران را هدایت نمى‌کند.///و کیست ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ ببندد در حالى که به اسلام دعوت مى‌شود؟ و خدا مردم ستمگر را هدایت نمى‌کند///و چه کسى ستمگرتر از آن کس است که با وجود آنکه به سوى اسلام فراخوانده مى شود، بر خدا دروغ مى‌بندد؟ و خدا مردم ستمگر را راه نمى‌نماید.///و کیست ستمکارتر از آن که بر خدا دروغ می‌بندد، در حالى که به اسلام دعوت مى‌شود و خداوند مردم ستمکار را هدایت نمى‌کند.///و آیا از آن کس که به راه اسلام و سعادتش می‌خوانند و او همان دم بر خدا افترا و دروغ می‌بندد کسی ستمکارتر هست؟ و خدا هم هیچ قوم ستمکاری را هدایت نخواهد کرد.///و کیست ستمکارتر از کسی که بر خداوند دروغ بندد، و حال آنکه به سوی اسلام دعوت می‌گردد، و خداوند قوم ستمکار را هدایت نمی‌کند///چه کسی ظالمتر است از آن کس که بر خدا دروغ بسته در حالی که دعوت به اسلام می‌شود؟! خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند!///و کیست ستمگرتر از آنکه بست بر خدا دروغ را و او خوانده می‌شود بسوی اسلام و خدا رهبری نکند گروه ستمگران را///و چه کسی ستمگرتر از آن (نا) کس است که با وجود آنکه سوی تسلیم (در برابر خدا) فرا خوانده می‌شود، بر خدا دروغ می‌بندد؟ و خدا ستمگران را راه نمی‌نماید. quran_en_fa Their intention is to extinguish Allah's Light (by blowing) with their mouths: But Allah will complete (the revelation of) His Light, even though the Unbelievers may detest (it). می‌خواهند نور خدا را با دهان هایشان خاموش کنند در حالی که خدا کامل کننده نور خود است، گرچه کافران خوش نداشته باشند.///می‌خواهند نور خدا را با دهان هایشان خاموش کنند در حالی که خدا کامل کننده نور خود است، گرچه کافران خوش نداشته باشند.///مى‌خواهند نور خدا را به دهانهایشان خاموش کنند ولى خدا کامل‌کننده نور خویش است، اگر چه کافران را ناخوش آید.///مى‌خواهند نور خدا را با دهان‌هاى خود خاموش کنند، ولى خدا کامل‌کننده‌ى نور خویش است، هر چند کافران خوش نداشته باشند///مى‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند و حال آنکه خدا -گر چه کافران را ناخوش افتد- نور خود را کامل خواهد گردانید.///آنان تصمیم دارند که نور خدا را با دهان‌هاى خود خاموش کنند، در حالى که خداوند کامل کننده‌ی نور خویش است، هر چند کافران خوش نداشته باشند.///کافران می‌خواهند تا نور خدا را به گفتار باطل (و طعن و مسخره) خاموش کنند و البته خدا نور خود را هر چند کافران خوش ندارند کامل و محفوظ خواهد داشت.///می‌خواهند نور الهی را با سخنان خویش خاموش کنند و حال آنکه خداوند کمال بخش نور خویش است، ولو آنکه کافران ناخوش داشته باشند///آنان می‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند؛ ولی خدا نور خود را کامل می‌کند هر چند کافران خوش نداشته باشند!///خواهند خموش کنند نور خدا را با دهانهای خویش و خدا است تمام‌کننده نور خویش و اگر چه ناخوش دارند کافران‌///می‌خواهند نور خدا را با دهان‌هاشان خاموش کنند حال آنکه خدا -گر چه کافران را بسی ناخوش آید- نور خود را کامل‌کننده است. quran_en_fa It is He Who has sent His Messenger with Guidance and the Religion of Truth, that he may proclaim it over all religion, even though the Pagans may detest (it). اوست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان پیروز کند، گرچه مشرکان خوش نداشته باشند.///اوست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان پیروز کند، گرچه مشرکان خوش نداشته باشند.///اوست آن خدایى که پیامبر خود را همراه با هدایت و دین راستین بفرستاد تا او را بر همه ادیان پیروز گرداند، هر چند مشرکان را ناخوش آید.///اوست که رسول خود را با هدایت و آیین درست فرستاد تا آن را بر همه ادیان چیره سازد، هر چند مشرکان را ناخوش آید///اوست کسى که فرستاده خود را با هدایت و آیین درست روانه کرد، تا آن را بر هر چه دین است فائق گرداند، هر چند مشرکان را ناخوش آید.///اوست که پیامبرش را همراه با هدایت و دین راستین [به سوى مردم] فرستاد تا آن را بر هر چه دین است، غالب سازد، گر چه مشرکان آن را خوش نداشته باشند.///اوست خدایی که رسولش (محمد مصطفی صلی الله علیه و آله) را به هدایت خلق و ابلاغ دین حق فرستاد تا آن را هر چند مشرکان خوش ندارند بر همه ادیان عالم غالب گرداند.///او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاده است تا آنان را بر همه ادیان پیروز گرداند، ولو مشرکان ناخوش داشته باشند///او کسی است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان غالب سازد، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!///او است آنکه فرستاد پیمبرش را به رهبری و کیش حق تا چیره گرداندش بر کیشها همگی و اگر چه ناخوش دارند شرک‌ورزان‌///اوست کسی که فرستاده‌ی خود را به تمامی هدایت و آیین راستای پابرجا روانه کرد تا آن را بر هر چه دین است برتر گرداند؛ هر چند مشرکان را بسی ناخوش آید. quran_en_fa O ye who believe! Shall I lead you to a bargain that will save you from a grievous Penalty?- ای اهل ایمان! آیا شما را به تجارتی راهنمایی کنم که شما را از عذابی دردناک نجات می‌دهد؟///ای اهل ایمان! آیا شما را به تجارتی راهنمایی کنم که شما را از عذابی دردناک نجات می‌دهد؟///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، آیا شما را به تجارتى که از عذاب دردآور رهاییتان دهد راه بنمایم؟///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! آیا شما را بر تجارتى راه نمایم که شما را از عذابى دردناک مى‌رهاند///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، آیا شما را بر تجارتى راه نمایم که شما را از عذابى دردناک مى‌رهاند؟///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! آیا شما را به تجارتى راهنمایى کنم که از عذابی دردناک [در قیامت] رهایتان می‌کند؟///ای اهل ایمان، آیا شما را به تجارتی سودمند که شما را از عذاب دردناک (آخرت) نجات بخشد دلالت کنم؟///ای مؤمنان آیا شما را به داد و ستدی رهنمون شوم که شما را از عذاب دردناک می‌رهاند؟///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! آیا شما را به تجارتی راهنمائی کنم که شما را از عذاب دردناک رهایی می‌بخشد؟!///ای آنان که ایمان آوردید آیا راهنمائی نکنم شما را به سوداگریی که برهاند شما را از عذابی دردناک‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! آیا شما را بر تجارتی راه نمایم (که) شما را از عذابی دردناک می‌رهاند؟ quran_en_fa That ye believe in Allah and His Messenger, and that ye strive (your utmost) in the Cause of Allah, with your property and your persons: That will be best for you, if ye but knew! به خدا و پیامبرش ایمان آورید، و با اموال و جان هایتان در راه خدا جهاد کنید؛ این [ایمان و جهاد] اگر [به منافع فراگیر و همیشگی آن] معرفت و آگاهی داشتید، برای شما [از هر چیزی] بهتر است؛///به خدا و پیامبرش ایمان آورید، و با اموال و جان هایتان در راه خدا جهاد کنید؛ این [ایمان و جهاد] اگر [به منافع فراگیر و همیشگی آن] معرفت و آگاهی داشتید، برای شما [از هر چیزی] بهتر است؛///به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید، و در راه خدا با مال و جان خویش جهاد کنید. و این براى شما بهتر است، اگر دانا باشید.///به خدا و رسولش ایمان مى‌آورید و در راه خدا با مال و جانتان جهاد مى‌کنید. این براى شما بهتر است، اگر مى‌دانستید///به خدا و فرستاده او بگروید و در راه خدا با مال و جانتان جهاد کنید. این [گذشت و فداکارى‌] اگر بدانید، براى شما بهتر است.///به خدا و پیامبرش ایمان آورید و با اموال و جان‌هایتان در راه خدا جهاد کنید که این براى شما بهتر است، اگر بدانید.///به خدا و رسول او ایمان آرید و به مال و جان در راه خدا جهاد کنید، که این کار (از هر تجارت) اگر دانا باشید برای شما بهتر است.///[و آن اینکه‌] به خداوند و پیامبر او ایمان آورید و به مال و جان در راه خدا جهاد کنید، این، اگر بدانید، برایتان بهتر است‌///به خدا و رسولش ایمان بیاورید و با اموال و جانهایتان در راه خدا جهاد کنید؛ این برای شما (از هر چیز) بهتر است اگر بدانید!///ایمان آرید به خدا و پیمبرش و کوشش کنید در راهش به خواسته‌ها و جانهای خویش این بهتر است شما را اگر باشید بدانید///به خدا و فرستاده‌اش ایمان می‌آورید و در راه خدا با اموالتان و جان‌هاتان جهاد کنید. این (گذشت و فداکاری) اگر می‌دانسته‌اید، برای شما بهتر است؛ quran_en_fa He will forgive you your sins, and admit you to Gardens beneath which Rivers flow, and to beautiful mansions in Gardens of Eternity: that is indeed the Supreme Achievement. تا گناهتان را بیامرزد، و شما را در بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است و خانه‌های پاکیزه در بهشت‌های جاویدان، درآورد؛ این است کامیابی بزرگ.///تا گناهتان را بیامرزد، و شما را در بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است و خانه‌های پاکیزه در بهشت‌های جاویدان، درآورد؛ این است کامیابی بزرگ.///گناهان شما را مى‌آمرزد و به بهشتهایى که درونش نهرها جارى است و نیز خانه هایى خوش و پاکیزه در بهشتهاى جاوید داخل مى‌کند، و این پیروزى بزرگى است.///تا گناهانتان را بر شما ببخشاید و شما را به باغ‌هایى که از پاى درختانش نهرها جارى است و به سراهاى دلپسند در بهشت‌هاى جاویدان در آورد که این همان کامیابى بزرگ است///تا گناهانتان را بر شما ببخشاید، و شما را در باغهایى که از زیر [درختان‌] آن جویبارها روان است و [در] سراهایى خوش، در بهشتهاى همیشگى درآورد. این [خود] کامیابى بزرگ است.///[در این صورت،] خداوند گناهان شما را مى‌آمرزد و شما را به باغ‌هایى [بهشتی] که نهرها از زیر [درختان] آن جارى است و به خانه‌هایى پاکیزه و دل‌پسند در بهشت‌هاى جاویدان وارد مى‌کند. این است رستگارى بزرگ!///تا خدا گناهان شما ببخشد و در بهشتی که در زیر درختانش نهرها جاری است داخل گرداند و در بهشتهای عدن جاودانی منزلهای نیکو عطا فرماید. این همان رستگاری بزرگ است.///تا بر شما گناهانتان را بیامرزد و شما را به بوستانهایی که جویباران از فرودست آن جاری است، و خانه‌های پاک و پسندیده در بهشتهای عدن درآورد، این رستگاری بزرگ است‌///(اگر چنین کنید) گناهانتان را می‌بخشد و شما را در باغهایی از بهشت داخل می‌کند که نهرها از زیر درختانش جاری است و در مسکنهای پاکیزه در بهشت جاویدان جای می‌دهد؛ و این پیروزی عظیم است!///بیامرزد برای شما گناهان شما را و درآرد شما را بهشتهائی که روان است زیر آنها جویها و نشیمنهای پاک در بهشتهای جاودان این است رستگاری بزرگ‌///تا گناهان دنباله‌دارتان را برایتان بپوشاند و شما را در باغ‌هایی که از زیر (درختان) شان نهرها روان است و (در) سراهایی خوش، در باغ‌های همیشگی در آورد. این (خود) کامیابی راحت (و) بزرگ است. quran_en_fa And another (favour will He bestow,) which ye do love,- help from Allah and a speedy victory. So give the Glad Tidings to the Believers. و نعمت‌های دیگری که آن را دوست دارید [و به شما عطا می‌کند] یاری و پیروزی نزدیک از سوی خداست. و مؤمنان را مژده ده.///و نعمت‌های دیگری که آن را دوست دارید [و به شما عطا می‌کند] یاری و پیروزی نزدیک از سوی خداست. و مؤمنان را مژده ده.///و نعمتى دیگر که دوستش دارید: نصرتى است از جانب خداوند و فتحى نزدیک، و مؤمنان را بشارت ده.///و [نعمت‌] دیگرى که دوستش دارید، نصرتى از جانب خدا و فتحى نزدیک است و مؤمنان را بشارت ده///و [رحمتى‌] دیگر که آن را دوست دارید: یارى و پیروزى نزدیکى از جانب خداست. و مؤمنان را [بدان‌] بشارت ده.///و [نعمت‌های] دیگرى که آن را دوست دارید، [به شما عطا مى‌کند.] یارى و نصرت و پیروزى نزدیک از سوی خداست و [اى پیامبر!] مؤمنان را بشارت بده!///و باز تجارتی دیگر که آن را هم دوست دارید نصرت و یاری خدا (در جنگ) و فتح نزدیک (سپاه اسلام) است، و اهل ایمان را (به این دو نعمت) بشارت ده.///و [نعمت‌] دیگری که آن را خوش دارید یاری از جانب خداوند و پیروزی نزدیک، و مؤمنان را بشارت ده‌///و (نعمت) دیگری که آن را دوست دارید به شما می‌بخشد، و آن یاری خداوند و پیروزی نزدیک است؛ و مؤمنان را بشارت ده (به این پیروزی بزرگ)!///و دیگری که دوست داریدش یاریی از خدا و پیروزیی نزدیک و مژده ده به مؤمنان‌///و (رحمتی) دیگر (که) آن را دوست دارید، یاری و پیروزی نزدیکی از جانب خداست و مؤمنان را (بدان) بشارت ده. quran_en_fa O ye who believe! Be ye helpers of Allah: As said Jesus the son of Mary to the Disciples, "Who will be my helpers to (the work of) Allah?" Said the disciples, "We are Allah's helpers!" then a portion of the Children of Israel believed, and a portion disbelieved: But We gave power to those who believed, against their enemies, and they became the ones that prevailed. ای اهل ایمان! یاران خدا باشید، همان گونه که عیسی پسر مریم به حواریون گفت: یاران من در راه خدا چه کسانی اند؟ حواریون گفتند: ما یاران خداییم. پس طایفه‌ای از بنی اسرائیل ایمان آوردند و گروهی کافر شدند؛ در نتیجه کسانی را که ایمان آوردند، بر ضد دشمنانشان یاری دادیم تا پیروز شدند.///ای اهل ایمان! یاران خدا باشید، همان گونه که عیسی پسر مریم به حواریون گفت: یاران من در راه خدا چه کسانی اند؟ حواریون گفتند: ما یاران خداییم. پس طایفه‌ای از بنی اسرائیل ایمان آوردند و گروهی کافر شدند؛ در نتیجه کسانی را که ایمان آوردند، بر ضد دشمنانشان یاری دادیم تا پیروز شدند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، یاوران خدا باشید، همچنان که عیسى بن مریم به حواریان گفت: چه کسانى یاوران من در راه خدایند؟ حواریان گفتند: ما یاوران خدا هستیم. پس گروهى از بنى‌اسرائیل ایمان آوردند و گروهى کافر شدند. ما کسانى را که ایمان آورده بودند بر ضد دشمنانشان مدد کردیم تا پیروز شدند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! یاران خدا باشید، همان گونه که عیسى بن مریم به حواریون گفت: یاران من در راه خدا چه کسانى‌اند؟ حواریون گفتند: ما یاران خداییم. پس گروهى از بنى اسرائیل ایمان آوردند و گروهى کافر شدند، و کسانى را که ایمان آوردند بر دشمنانشا///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، یاران خدا باشید، همان گونه که عیسى‌بن‌مریم به حواریون گفت: «یاران من در راه خدا چه کسانى‌اند؟» حواریون گفتند: «ما یاران خداییم.» پس طایفه‌اى کفر ورزیدند، و کسانى را که گرویده بودند، بر دشمنانشان یارى کردیم تا چیره شدند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! یاوران [دین] خدا باشید، همان­گونه که عیسى پسر مریم به [یاران ویژه‌اش،] حواریون گفت: «چه کسانى در راه خداوند، یاوران من خواهند بود؟» حواریون گفتند: «ما یاوران [دین] خداییم.» پس گروهى از بنى‌اسرائیل ایمان آوردند و گروهى کافر شدند. پس کسانى را که ایمان آوردند، بر دشمنشان یارى دادیم، تا پیروز شدند.///ای اهل ایمان، شما هم یاران خدا باشید چنان که عیسی مریم به حواریین گفت: کیست مرا برای خدا یاری کند؟ آنها گفتند: ما یاران خداییم. پس (با آن همه معجزات) طایفه‌ای از بنی اسرائیل به او ایمان آوردند و طایفه‌ای کافر شدند، ما هم آنان را که ایمان آوردند مؤید و منصور گردانیدیم تا بر دشمنشان ظفر یافتند.///ای مؤمنان یاوران [دین‌] خدا باشید، چنانکه عیسی بن مریم به حواریون گفت چه کسانی در راه دین خدا یاوران منند؟ حواریون گفتند ما یاوران [دین‌] خداوندیم، سپس گروهی از بنی‌اسرائیل ایمان آوردند و گروهی [انکار و] کفرورزیدند، آنگاه مؤمنان را در برابر دشمنشان یاری دادیم، و پیروز گردیدند///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! یاوران خدا باشید همان‌گونه که عیسی بن مریم به حواریون گفت: «چه کسانی در راه خدا یاوران من هستند؟!» حواریون گفتند: «ما یاوران خدائیم» در این هنگام گروهی از بنی اسرائیل ایمان آوردند و گروهی کافر شدند؛ ما کسانی را که ایمان آورده بودند در برابر دشمنانشان تأیید کردیم و سرانجام بر آنان پیروز شدند!///ای آنان که ایمان آوردید باشید یاوران خدا چنانکه گفت عیسی ابن مریم به حواریون کیست یاوران من بسوی خدا گفتند حواریون مائیم یاوران خدا پس ایمان آوردند گروهی از بنی‌اسرائیل و کفر ورزیدند گروهی پس کمک کردیم آنان را که ایمان آوردند بر دشمنشان پس بامداد کردند پیروزمندان‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! یاران خدا باشید. همان گونه که عیسی پسر مریم به حواریان گفت: «یاران من سوی خدا، چه کسانی‌اند؟» حواریان گفتند: «ما یاران خداییم‌.» پس گروهی از اسرائیلیان ایمان آوردند و گروهی کافر شدند. پس کسانی را که ایمان آوردند علیه دشمنانشان تأیید کردیم تا (بر آنان) چیره شدند. quran_en_fa Whatever is in the heavens and on earth, doth declare the Praises and Glory of Allah,- the Sovereign, the Holy One, the Exalted in Might, the Wise. آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، خدا را [به پاک بودن از هر عیب و نقصی] می‌ستایند، خدایی که فرمانروای هستی و بی نهایت پاکیزه و توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، خدا را [به پاک بودن از هر عیب و نقصی] می‌ستایند، خدایی که فرمانروای هستی و بی نهایت پاکیزه و توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///خدا را تسبیح مى‌گویند هر چه در آسمانها و هر چه در زمین است، آن فرمانرواى پاک از عیب را، آن پیروزمند حکیم را.///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است تسبیح خدا مى‌گویند، خدایى که فرمانرواى پاک و شکست ناپذیر حکیم است///آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، خدایى را که پادشاه پاک ارجمند فرزانه است، تسبیح مى‌گویند.///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، براى خداوند تسبیح می‌گویند، فرمانروا [ی هستی]، منزه از هر عیب، شکست‌ناپذیر حکیم.///هر چه در آسمانها و زمین است همه به تسبیح و ستایش خدا که پادشاهی منزه و پاک و مقتدر و حکیم است مشغولند.///آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است خداوند را نیایش کند، [خداوندی که‌] فرمانروای قدوس پیروزمند فرزانه است‌///آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همواره تسبیح خدا می‌گویند، خداوندی که مالک و حاکم است و از هر عیب و نقصی مبرا، و عزیز و حکیم است!///تسبیح گوید خدا را آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است پادشاه پاک عزتمند حکیم‌///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، برای خدا تسبیح گویند. (خدایی که) تنها او پادشاهی بس مقدس (و) عزیز حکیم است. quran_en_fa It is He Who has sent amongst the Unlettered a messenger from among themselves, to rehearse to them His Signs, to sanctify them, and to instruct them in Scripture and Wisdom,- although they had been, before, in manifest error;- اوست که در میان مردم بی سواد، پیامبری از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و آنان را [از آلودگی‌های فکری و روحی] پاکشان کند و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد، و آنان به یقین پیش از این در گمراهی آشکاری بودند.///اوست که در میان مردم بی سواد، پیامبری از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و آنان را [از آلودگی‌های فکری و روحی] پاکشان کند و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد، و آنان به یقین پیش از این در گمراهی آشکاری بودند.///اوست خدایى که به میان مردمى بى‌کتاب پیامبرى از خودشان مبعوث داشت تا آیاتش را بر آنها بخواند و آنها را پاکیزه سازد و کتاب و حکمتشان بیاموزد. اگر چه پیش از آن در گمراهى آشکار بودند،///اوست آن که در میان درس ناخوانده‌ها پیامبرى از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنها مى‌خواند و پاکشان مى‌سازد و کتاب و حکمتشان مى‌آموزد، و حقا که از پیش در ضلالت آشکارى بودند///اوست آن کس که در میان بى‌سوادان فرستاده‌اى از خودشان برانگیخت، تا آیات او را بر آنان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت بدیشان بیاموزد، و [آنان‌] قطعا پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند.///اوست که در میان مردم درس‌ناخوانده، پیامبرى از خودشان برانگیخت تا آیات الهى را بر آنان بخواند و آنها را [از آلودگى‌ها] پاک سازد و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد. اگر چه آنان پیش از این، در گمراهى آشکاری بودند.///اوست خدایی که میان عرب امی (یعنی قومی که خواندن و نوشتن نمی‌دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان مردم برانگیخت که بر آنان آیات وحی خدا تلاوت می‌کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک می‌سازد و شریعت و احکام کتاب سماوی و حکمت الهی می‌آموزد و همانا پیش از این همه در ورطه جهالت و گمراهی آشکار بودند.///اوست که در میان قوم بی‌کتاب [عرب‌] پیامبری از میان خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنان می‌خواند و پاکیزه‌شان می‌دارد، و به آنان کتاب و حکمت می‌آموزد، و حقا که در گذشته در گمراهی آشکاری بودند///و کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می‌خواند و آنها را تزکیه می‌کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می‌آموزد هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند!///او است آن که برانگیخت در ناخوانان پیمبری را از ایشان بخواند بر ایشان آیتهای او را و پاک سازد ایشان را و بیاموزدشان کتاب و حکمت را اگر چه بودند پیش از آن همانا در گمراهی آشکار///کسی که در میان مادرزادگان [: بی‌بهرگان از وحی] فرستاده‌ای از خودشان برانگیخت‌، حال آنکه آیات او را بر آنان می‌خواند و پاکشان می‌گرداند و کتاب و حکمت بدیشان تعلیم می‌دهد. و گرچه آنان همواره پیش از آن در (ژرفای) گمراهی آشکارگری بوده‌اند. quran_en_fa As well as (to confer all these benefits upon) others of them, who have not already joined them: And He is exalted in Might, Wise. و [نیز پیامبر را] بر مردمی دیگر [از عرب و غیر عرب] که هنوز به آنان نپیوسته‌اند [برانگیخت]. و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///و [نیز پیامبر را] بر مردمی دیگر [از عرب و غیر عرب] که هنوز به آنان نپیوسته‌اند [برانگیخت]. و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///و بر گروهى دیگر از ایشان که هنوز به آنها نپیوسته‌اند. و اوست پیروزمند و حکیم.///و گروه دیگرى از ایشان را نیز که هنوز به آنها نپیوسته‌اند، [تعلیم مى‌دهد] و او مقتدر حکیم است///و [نیز بر جماعتهایى‌] دیگر از ایشان که هنوز به آنها نپیوسته‌اند. و اوست ارجمند سنجیده‌کار.///و [نیز او را برانگیخت برای] مردمی دیگر که هنوز به آنان نپیوسته‌اند، [و در آینده زاده مى‌شوند،] و اوست شکست‌ناپذیر حکیم.///و نیز قوم دیگری از آنان را (که به روایت از پیغمبر مراد عجمند) که هنوز به عرب (در اسلام) ملحق نشده‌اند هدایت فرماید که او خدای مقتدر و همه کارش به حکمت و مصلحت است.///و دیگرانی از آنان که هنوز به آنان نپیوسته‌اند، و اوست پیروزمند فرزانه‌///و (همچنین) رسول است بر گروه دیگری که هنوز به آنها ملحق نشده‌اند؛ و او عزیز و حکیم است!///و دیگران از ایشان که هنوز نپیوستند بدانان و او است عزتمند حکیم‌///و (نیز) بر گروه‌هایی دیگر از ایشان، هنگامی که در پی‌شان می‌آیند و اوست (همان) عزیز حکیم. quran_en_fa Such is the Bounty of Allah, which He bestows on whom He will: and Allah is the Lord of the highest bounty. این [برانگیختن به پیامبری و مسؤولیت عظیم تعلیم و تربیت،] فضل خداست که آن را به هر کس بخواهد عطا می‌کند، و خدا صاحب فضل بزرگ است.///این [برانگیختن به پیامبری و مسؤولیت عظیم تعلیم و تربیت،] فضل خداست که آن را به هر کس بخواهد عطا می‌کند، و خدا صاحب فضل بزرگ است.///این بخشایش خداست که به هر که خواهد ارزانیش دارد و خدا را بخشایشى بزرگ است.///این [رسالت‌] فضل خداست، آن را به هر که بخواهد عطا مى‌کند و خدا صاحب فضل بزرگ است///این فضل خداست، آن را به هر که بخواهد عطا مى‌کند و خدا داراى فضل بسیار است.///این [بعثت] لطف و فضل الهى است که به هر کس بخواهد، [و شایسته بداند،] مى‌دهد و خداوند صاحب فضل بزرگ است.///این (رسالت و نزول قرآن) فضل و کرامت خداست که به هر که بخواهد می‌دهد و خدا را فضل و رحمت نامنتهاست.///این بخشش الهی است که به هر کس خواهد ارزانی‌اش دارد، و خداوند دارای بخشش و بخشایش بیکران است‌///این فضل خداست که به هر کس بخواهد (و شایسته بداند) می‌بخشد؛ و خداوند صاحب فضل عظیم است!///این است فضل خدا دهدش به هر که خواهد و خدا است دارای فضلی بزرگ‌///این (بزرگ‌فضیلت) فضل خداست. آن را به هر که بخواهد می‌دهد و خدا دارای فضل بسیاری است. quran_en_fa The similitude of those who were charged with the (obligations of the) Mosaic Law, but who subsequently failed in those (obligations), is that of a donkey which carries huge tomes (but understands them not). Evil is the similitude of people who falsify the Signs of Allah: and Allah guides not people who do wrong. وصف کسانی که عمل کردن به تورات به آنان تکلیف شده است، آن گاه به آن عمل نکردند، مانند درازگوشی است که کتاب هایی را [که هیچ آگاهی به محتویات آنها ندارد] حمل می‌کند. چه بد است سرگذشت مردمی که آیات خدا را تکذیب کردند. و خدا مردم ستمکار را هدایت نمی‌کند.///وصف کسانی که عمل کردن به تورات به آنان تکلیف شده است، آن گاه به آن عمل نکردند، مانند درازگوشی است که کتاب هایی را [که هیچ آگاهی به محتویات آنها ندارد] حمل می‌کند. چه بد است سرگذشت مردمی که آیات خدا را تکذیب کردند. و خدا مردم ستمکار را هدایت نمی‌کند.///مثل کسانى که تورات به آنها داده شده و بدان عمل نمى‌کنند مثل آن خر است که کتابهایى را حمل مى‌کند. بد مثلى است مثل مردمى که آیات خدا را دروغ مى‌شمرده‌اند. و خدا ستمکاران را هدایت نمى‌کند.///مثل کسانى که به [پیروى از] از تورات مکلف شدند سپس به آن عمل نکردند، همچون مثل درازگوشى است که کتاب‌هایى را حمل کند. بد است وصف آن قومى که آیات خدا را تکذیب کردند! و خدا مردم ستمگر را هدایت نمى‌کند///مثل کسانى که [عمل به‌] تورات بر آنان بار شد [و بدان مکلف گردیدند] آنگاه آن را به کار نبستند، همچون مثل خرى است که کتابهایى را برپشت مى‌کشد. [وه‌] چه زشت است وصف آن قومى که آیات خدا را به دروغ گرفتند. و خدا مردم ستمگر را راه نمى‌نماید.///مثل کسانى که تورات بر دوش آنها نهاده شد، اما زیر بار آن نرفتند، مانند الاغى است که کتاب‌هایى حمل مى‌کند، [ولى چیزى از آن نمى‌فهمد.] چه بد است سرگذشت مردمى که آیات خدا را انکار کردند و خداوند مردم ستمگر را هدایت نمى‌کند.///وصف حال آنان که علم تورات بر آنان نهاده شد (و بدان مکلف شدند) ولی آن را حمل نکردند (و خلاف آن عمل نمودند) در مثل به حماری ماند که بار کتابها بر پشت کشد (و از آن هیچ نفهمد و بهره نبرد)، آری مثل قومی که حالشان این است که آیات خدا را تکذیب کردند بسیار بد است و خدا هرگز ستمکاران را (به راه سعادت) رهبری نخواهد کرد.///داستان کسانی که [عمل به‌] تورات بر آنان تکلیف شد، سپس آن را [چنانکه باید و شاید] رعایت نکردند، همانند چارپایی بر او کتابی چند است، چه بد است وصف گروهی که آیات الهی را تکذیب کردند، و خداوند قوم ستمکار [مشرک‌] را هدایت نمی‌کند///کسانی که مکلف به تورات شدند ولی حق آن را ادا نکردند، مانند درازگوشی هستند که کتابهایی حمل می‌کند، (آن را بر دوش می‌کشد اما چیزی از آن نمی‌فهمد)! گروهی که آیات خدا را انکار کردند مثال بدی دارند، و خداوند قوم ستمگر را هدایت نمی‌کند!///مثل آنان که بار شدند تورات را سپس برنداشتندش مانند خر است که بردارد کتابهائی زشت مثل گروهی که تکذیب کردند آیتهای خدا را و خدا رهبری نکند گروه ستمگران را///مثل کسانی که (علم و عمل) تورات بر عهده‌ی آنان گذارده شد، سپس (با کوتاهی کردنشان) آن را بر دوشهاشان نگرفتند، هم‌چون مثل خری است که کتاب‌هایی را بر پشت می‌کشد. وه چه زشت است نماد آن قومی که با آیات خدا (همان‌ها و خدا را) تکذیب کردند. و خدا ستمگران را راه نمی‌نماید. quran_en_fa Say: "O ye that stand on Judaism! If ye think that ye are friends to Allah, to the exclusion of (other) men, then express your desire for Death, if ye are truthful!" بگو: ای یهودیان! اگر گمان می‌کنید که فقط شما دوستان خدایید نه مردم دیگر، پس آرزوی مرگ کنید اگر راستگویید [چون دوستان خدا برای رسیدن به لقاء او مشتاق مرگ هستند.]///بگو: ای یهودیان! اگر گمان می‌کنید که فقط شما دوستان خدایید نه مردم دیگر، پس آرزوی مرگ کنید اگر راستگویید [چون دوستان خدا برای رسیدن به لقاء او مشتاق مرگ هستند.]///بگو: اى قوم یهود، هرگاه مى‌پندارید که شما دوستان خدا هستید، نه مردم دیگر، پس تمناى مرگ کنید اگر راست مى‌گویید.///بگو: اى کسانى که یهودى شدید! اگر گمان دارید که شما دوستان خدایید نه دیگر مردمان، پس تمناى مرگ کنید اگر راست مى‌گویید///بگو: «اى کسانى که یهودى شده‌اید، اگر پندارید که شما دوستان خدایید نه مردم دیگر، پس اگر راست مى‌گویید درخواست مرگ کنید.»///بگو: «اى یهودیان! اگر گمان مى‌کنید که شما دوستان خدایید، نه سایر مردم، اگر راست مى‌گویید، آرزوى مرگ کنید! [تا به پاداش‌هایى که خداوند براى دوستان خود مقرر کرده، برسید!]»///بگو: ای جماعت یهود، اگر پندارید که شما به حقیقت دوستداران خدایید نه مردم دیگر، پس تمنای مرگ کنید اگر راست می‌گویید.///بگو ای یهودیان اگر گمان می‌کنید که شما از میان همه مردم، دوستان خدا هستید، اگر راست می‌گویید آرزوی مرگ کنید///بگو: «ای یهودیان! اگر گمان می‌کنید که (فقط) شما دوستان خدائید نه سایر مردم، پس آرزوی مرگ کنید اگر راست می‌گویید (تا به لقای محبوبتان برسید)!»///بگو ای آنان که جهود شدید اگر پندارید که شما دوستانید خدا را جز مردم پس آرزو کنید مرگ را اگر هستید راستگویان‌///بگو: «ای کسانی که یهودی شده‌اید! اگر پنداشتید که (تنها) شما به‌راستی دوستان خدایید نه دیگر مردمان، اگر (از) راستان بوده‌اید، پس درخواست مرگ کنید.» quran_en_fa But never will they express their desire (for Death), because of the (deeds) their hands have sent on before them! and Allah knows well those that do wrong! ولی آنان به سبب گناهانی که مرتکب شده‌اند هرگز آروزی مرگ نمی‌کنند، و خدا به ستمکاران داناست.///ولی آنان به سبب گناهانی که مرتکب شده‌اند هرگز آروزی مرگ نمی‌کنند، و خدا به ستمکاران داناست.///و آنان به سبب اعمالى که پیش از این مرتکب شده‌اند، هرگز تمناى مرگ نخواهند کرد. و خدا به ستمکاران داناست.///ولى به سبب آنچه از پیش فرستاده‌اند هرگز آن را آرزو نخواهند کرد، و خداوند به ستمکاران آگاه است///و [لى‌] هرگز آن را به سبب آنچه از پیش به دست خویش کرده‌اند، آرزو نخواهند کرد، و خدا به [حال‌] ستمگران داناست.///ولى آنان به خاطر آنچه پیش از این کرده‌اند، هرگز آرزوى مرگ نخواهند کرد و خداوند به [حال‌] ستمگران داناست.///و حال آنکه در اثر آن کردار بد که به دست خود (برای آخرت خویش) پیش فرستاده‌اند ابدا آرزوی مرگ نخواهند کرد (بلکه از مرگ سخت ترسان و هراسانند) و خدا به (کردار) ستمکاران داناست.///و به خاطر کار و کردار پیشینشان هرگز آن را آرزو نمی‌کنند، و خداوند به ستمکاران آگاه است‌///ولی آنان هرگز تمنای مرگ نمی‌کنند بخاطر اعمالی که از پیش فرستاده‌اند؛ و خداوند ظالمان را بخوبی می‌شناسد!///و آرزو نکنندش هرگز بدانچه پیش آورده است دستهای آنان و خدا دانا است به ستمگران‌///و (اما) هرگز - به سبب آنچه از پیش با دست‌های خویش فرستاده‌اند - آرزوی مرگ نمی‌کنند. و خدا به (حال) ستمگران بسی داناست. quran_en_fa Say: "The Death from which ye flee will truly overtake you: then will ye be sent back to the Knower of things secret and open: and He will tell you (the truth of) the things that ye did!" بگو: بی تردید مرگی را که از آن می‌گریزید با شما دیدار خواهد کرد، سپس به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانده می‌شوید، پس شما را به اعمالی که همواره انجام می‌دادید، آگاه خواهد کرد.///بگو: بی تردید مرگی را که از آن می‌گریزید با شما دیدار خواهد کرد، سپس به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانده می‌شوید، پس شما را به اعمالی که همواره انجام می‌دادید، آگاه خواهد کرد.///بگو: آن مرگى که از آن مى‌گریزید شما را درخواهد یافت و سپس نزد آن داناى نهان و آشکارا برگردانده مى‌شوید تا به کارهایى که کرده‌اید آگاهتان سازد.///بگو: مرگى که از آن مى‌گریزید، قطعا به سراغ شما مى‌آید، سپس به سوى داناى نهان و آشکار بازگردانده مى‌شوید، آن‌گاه شما را از آنچه انجام مى‌دادید خبر میدهد///بگو: «آن مرگى که از آن مى‌گریزید، قطعا به سر وقت شما مى‌آید؛ آنگاه به سوى داناى نهان و آشکار بازگردانیده خواهید شد، و به آنچه [در روى زمین‌] مى‌کردید، آگاهتان خواهد کرد.»///[اى پیامبر!] بگو: «مرگى که از آن مى‌گریزید، قطعا با شما دیدار خواهد کرد. سپس به نزد آن دانای پنهان و آشکار برگردانده مى‌شوید، پس او شما را به آنچه کرده‌اید، آگاه خواهد ساخت.»///بگو: عاقبت مرگی که از آن می‌گریزید شما را البته ملاقات خواهد کرد و پس از مرگ به سوی خدایی که دانای پیدا و پنهان است بازگردانیده می‌شوید و او شما را به آنچه می‌کرده‌اید آگاه می‌سازد.///بگو همان مرگی که از آن می‌گریزید، روی آور به شماست، سپس به سوی دانای پنهان و پیدا بازگردانده شوید، آنگاه شما را به [نتیجه و حقیقت‌] آنچه کرده‌اید، آگاه می‌سازد///بگو: «این مرگی که از آن فرار می‌کنید سرانجام با شما ملاقات خواهد کرد؛ سپس به سوی کسی که دانای پنهان و آشکار است بازگردانده می‌شوید؛ آنگاه شما را از آنچه انجام می‌دادید خبر می‌دهد!»///بگو همانا مرگی که از آن گریزانید رسنده است به شما سپس بازگردانیده شوید بسوی دانای نهان و هویدا تا آگهیتان دهد بدانچه بودید می‌کردید///بگو: «بی‌گمان مرگی که از آن می‌گریزید، بی‌چون همان گریبانگیرتان است‌؛ آن‌گاه سوی (خدای) دانای نهان و آشکار (جهان) برگردانیده خواهید شد؛ پس به آنچه - انجام می‌داده‌‌اید – به خوبی آگاهتان خواهد کرد.» quran_en_fa O ye who believe! When the call is proclaimed to prayer on Friday (the Day of Assembly), hasten earnestly to the Remembrance of Allah, and leave off business (and traffic): That is best for you if ye but knew! ای مؤمنان! چون برای نماز روز جمعه ندا دهند، به سوی ذکر خدا بشتابید، و خرید و فروش را رها کنید. که این [اقامه نماز جمعه و ترک خرید و فروش] برای شما بهتر است اگر [به پاداشش] معرفت و آگاهی داشتید.///ای مؤمنان! چون برای نماز روز جمعه ندا دهند، به سوی ذکر خدا بشتابید، و خرید و فروش را رها کنید. که این [اقامه نماز جمعه و ترک خرید و فروش] برای شما بهتر است اگر [به پاداشش] معرفت و آگاهی داشتید.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چون نداى نماز روز جمعه دردهند، به نماز بشتابید و داد و ستد را رها کنید. اگر دانا باشید، این کار برایتان بهتر است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! چون براى نماز روز جمعه ندا داده شد، به سوى ذکر خدا بشتابید و داد و ستد را واگذارید که این براى شما بهتر است، اگر مى‌دانستید///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چون براى نماز جمعه ندا درداده شد، به سوى ذکر خدا بشتابید، و داد و ستد را واگذارید. اگر بدانید این براى شما بهتر است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! آن‌گاه که براى نماز روز جمعه ندا داده شد، پس به سوى یاد خدا بشتابید و داد و ستد را رها کنید که این براى شما بهتر است، اگر بدانید.///ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هر گاه (شما را) برای نماز روز جمعه بخوانند فی الحال به ذکر خدا بشتابید و کسب و تجارت رها کنید که این اگر بدانید برای شما بهتر خواهد بود.///ای مؤمنان چون برای نماز روز جمعه بانگ [اذن‌] در داده شود، به سوی یاد کرد خداوند بشتابید و خرید و فروش را رها کنید، اگر بدانید این برایتان بهتر است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که برای نماز روز جمعه اذان گفته شود، به سوی ذکر خدا بشتابید و خرید و فروش را رها کنید که این برای شما بهتر است اگر می‌دانستید!///ای آنان که ایمان آوردید هر گاه بانگ داده شود برای نماز از روز جمعه (آدینه) پس بشتابید بسوی یاد خدا و رها کنید سوداگری را این بهتر است برای شما اگر بدانید///هان ای کسانی که ایمان آوردید! هنگامی که برای نماز از روز جمعه ندا (ی اذان) در داده شد، سوی یاد خدا بشتابید و دادوستد را واگذارید. اگر می‌دانسته‌اید همین برای شما بهتر است. quran_en_fa And when the Prayer is finished, then may ye disperse through the land, and seek of the Bounty of Allah: and celebrate the Praises of Allah often (and without stint): that ye may prosper. و چون نماز پایان گیرد، در زمین پراکنده شوید و از فضل و رزق خدا جویا شوید و خدا را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید.///و چون نماز پایان گیرد، در زمین پراکنده شوید و از فضل و رزق خدا جویا شوید و خدا را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید.///و چون نماز پایان یافت، در زمین پراکنده شوید و رزق خدا را طلب کنید و فراوانش یاد کنید. باشد که رستگار شوید.///و چون نماز پایان گرفت، در زمین پراکنده شوید و از فضل خدا [روزى‌] بجویید و خدا را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار شوید///و چون نماز گزارده شد، در [روى‌] زمین پراکنده گردید و فضل خدا را جویا شوید و خدا را بسیار یاد کنید، باشد که شما رستگار گردید.///پس هنگامى که نماز پایان یافت، در زمین پراکنده شوید و از فضل الهى طلب کنید و خدا را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار شوید.///پس آن‌گاه که نماز پایان یافت (بعد از ظهر جمعه باز در پی کسب و کار خود رفته و) روی زمین منتشر شوید و از فضل و کرم خدا (روزی) طلبید، و یاد خدا بسیار کنید تا مگر رستگار و سعادتمند گردید.///سپس چون نماز گزارده شود، در زمین پراکنده شوید [و به راه خود بروید] و [روزی خود] از بخشش الهی بجویید، و خداوند را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار شوید///و هنگامی که نماز پایان گرفت (شما آزادید) در زمین پراکنده شوید و از فضل خدا بطلبید، و خدا را بسیار یاد کنید شاید رستگار شوید!///سپس گاهی که پایان یافت نماز پس پراکنده شوید در زمین و بجوئید از فضل خدا و یاد کنید خدا را بسیار شاید رستگار شوید///پس چون نماز گزارده شد در (روی) زمین (و زمینه‌ی کارتان) پراکنده گردید و از فضل خدا جویا شوید و خدا را بسیار یاد کنید، شاید شما رستگار کنید. quran_en_fa But when they see some bargain or some amusement, they disperse headlong to it, and leave thee standing. Say: "The (blessing) from the Presence of Allah is better than any amusement or bargain! and Allah is the Best to provide (for all needs)." و [برخی از مردم] چون تجارت یا مایه سرگرمی ببینند [از صف یک پارچه نماز] به سوی آن پراکنده شوند و تو را در حالی که [بر خطبه نماز] ایستاده‌ای، رها کنند. بگو: پاداش و ثوابی که نزد خداست از سرگرمی و تجارت بهتر است، و خدا بهترین روزی دهندگان است.///و [برخی از مردم] چون تجارت یا مایه سرگرمی ببینند [از صف یک پارچه نماز] به سوی آن پراکنده شوند و تو را در حالی که [بر خطبه نماز] ایستاده‌ای، رها کنند. بگو: پاداش و ثوابی که نزد خداست از سرگرمی و تجارت بهتر است، و خدا بهترین روزی دهندگان است.///و چون تجارتى یا بازیچه‌اى بینند پراکنده مى‌شوند و به جانب آن مى‌روند و تو را همچنان ایستاده رها مى‌کنند. بگو: آنچه در نزد خداست از بازیچه و تجارت بهتر است. و خدا بهترین روزى‌دهندگان است.///و هنگامى که داد و ستد یا سرگرمى‌اى دیدند به سوى آن پراکنده شدند و تو را به حال ایستاده رها کردند. بگو: آنچه نزد خداست از سرگرمى و تجارت بهتر است، و خدا بهترین روزى دهندگان است///و چون داد و ستد یا سرگرمیى ببینند، به سوى آن روى‌آور مى‌شوند، و تو را در حالى که ایستاده‌اى ترک مى‌کنند. بگو: «آنچه نزد خداست از سرگرمى و از داد و ستد بهتر است، و خدا بهترین روزى دهندگان است.»///و [برخى از مردم،] چون داد و ستد یا سرگرمى ببینند، [از صفوف نماز] پراکنده و به سوى آن روانه می‌شوند و تو را ایستاده [در حال خواندن خطبه،] رها می‌کنند. [به آنان] بگو: «آنچه [از فضل و برکت] نزد خداست، از سرگرمى و داد و ستد بهتر است و خداوند بهترین روزى‌دهندگان است.»///و این مردم (سست ایمان) چون تجارتی یا لهو و بازیچه‌ای ببینند بدان شتابند و تو را در نماز تنها گذارند؛ بگو که آنچه نزد خداست (یعنی ثواب آخرت و بهشت ابد) بسیار برای شما از لهو و لعب و تجارت (های دنیا) بهتر است و خدا بهترین روزی‌دهنده است. (در شأن نزول آیه جابر روایت کرد که قومی با رسول صلی الله علیه و آله و سلم نماز جمعه می‌خواندند، آواز طبل کاروان تجارت شنیدند، همه از پی تجارت و صدای لهو طبل رفتند جز هشت یا دوازده تن. رسول صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: اگر این عده هم می‌رفتند عذاب خدا بر امت نازل می‌شد)///و [غافلان‌] چون داد و ستدی یا سرگرمی‌ای ببینند، به سوی آن بشتابند و تو را ایستاده رها کنند، بگو آنچه نزد خداوند است از سرگرمی و از داد و ستد بهتر است، و خداوند بهترین روزی‌دهندگان است‌///هنگامی که آنها تجارت یا سرگرمی و لهوی را ببینند پراکنده می‌شوند و به سوی آن می‌روند و تو را ایستاده به حال خود رها می‌کنند؛ بگو: آنچه نزد خداست بهتر از لهو و تجارت است، و خداوند بهترین روزی‌دهندگان است.///و هر گاه بینند سوداگریی یا هوسرانی بروند بسویش و بگذارندت ایستاده بگو آنچه نزد خدا است بهتر است از هوسرانی و از سوداگری و خدا است بهترین روزی‌دهندگان‌///و هنگامی که دادوستد یا سرگرمی بازدارنده‌ی از خدا را ببینند، سوی آن پراکنده می‌شوند و تو را در حالی که ایستاده‌ای وا می‌نهند. بگو: «آنچه نزد خداست از لهو و (حتی) از دادوستد بهتر است و خدا بهترین روزی‌دهندگان است.» quran_en_fa When the Hypocrites come to thee, they say, "We bear witness that thou art indeed the Messenger of Allah." Yea, Allah knoweth that thou art indeed His Messenger, and Allah beareth witness that the Hypocrites are indeed liars. چون منافقان نزد تو آیند، می‌گویند: گواهی می‌دهیم که تو بی تردید فرستاده خدایی. و خدا می‌داند که تو بی تردید فرستاده اویی، و خدا گواهی می‌دهد که یقینا منافقان دروغگویند.///چون منافقان نزد تو آیند، می‌گویند: گواهی می‌دهیم که تو بی تردید فرستاده خدایی. و خدا می‌داند که تو بی تردید فرستاده اویی، و خدا گواهی می‌دهد که یقینا منافقان دروغگویند.///چون منافقان نزد تو آیند، گویند: شهادت مى‌دهیم که تو پیامبر خدا هستى. خدا مى‌داند که تو پیامبرش هستى و خدا شهادت مى‌دهد که منافقان دروغگویند.///چون منافقان نزد تو آیند گویند: گواهى مى‌دهیم که تو واقعا رسول خدایى. و خدا مى‌داند که تو واقعا رسول اویى، و خدا گواهى مى‌دهد که منافقان قطعا دروغگویند///چون منافقان نزد تو آیند گویند: «گواهى مى‌دهیم که تو واقعا پیامبر خدایى.» و خدا [هم‌] مى‌داند که تو واقعا پیامبر او هستى، و خدا گواهى مى‌دهد که مردم دوچهره سخت دروغگویند.///هنگامى که منافقان نزد تو آیند، می‌گویند: «گواهى مى‌دهیم که تو پیامبر خدا هستى!» و خدا مى‌داند که تو پیامبرش هستى و خدا گواهی مى‌دهد که منافقان دروغگویند.///(ای رسول ما) چون منافقان ریاکار نزد تو آیند گویند که ما به یقین و حقیقت گواهی می‌دهیم که تو رسول خدایی؛ و خدا می‌داند که تو رسول اویی و خدا هم گواهی می‌دهد که منافقان سخن دروغ می‌گویند.///منافقان چون به نزد تو آیند گویند گواهی می‌دهیم که تو پیامبر خدا هستی، و خداوند می‌داند که تو پیامبرش هستی، و خداوند گواهی می‌دهد که منافقان دروغگو هستند///هنگامی که منافقان نزد تو آیند می‌گویند: «ما شهادت می‌دهیم که یقینا تو رسول خدایی!» خداوند می‌داند که تو رسول او هستی، ولی خداوند شهادت می‌دهد که منافقان دروغگو هستند (و به گفته خود ایمان ندارند).///هر گاه آیندت دورویان گویند گواهی دهیم که توئی پیمبر خدا و خدا داند که توئی فرستاده او و خدا گواهی دهد که دورویانند همانا دروغگویان‌///هنگامی که منافقان نزد تو آیند گویند: «گواهی می‌دهیم که تو همی به‌راستی پیامبر خدایی‌.» و خدا (هم) می‌داند که تو به‌راستی و درستی پیامبر او هستی، و خدا گواهی می‌دهد که مردم دورو بی‌گمان سخت دروغگویانند. quran_en_fa They have made their oaths a screen (for their misdeeds): thus they obstruct (men) from the Path of Allah: truly evil are their deeds. سوگندهایشان را [برای شناخته نشدن نفاقشان] سپر گرفته در نتیجه [مردم را] از راه خدا بازداشته‌اند. چه بد است آنچه را اینان همواره انجام می‌دهند!///سوگندهایشان را [برای شناخته نشدن نفاقشان] سپر گرفته در نتیجه [مردم را] از راه خدا بازداشته‌اند. چه بد است آنچه را اینان همواره انجام می‌دهند!///از سوگندهاى خود سپرى ساختند و از راه خدا بازداشتند و به حقیقت، آنچه مى‌کنند ناپسند است.///سوگندهاى خود را سپرى گرفته‌اند، و از راه خدا بازداشته‌اند. به راستى آنها بد عمل مى‌کنند///سوگندهاى خود را [چون‌] سپرى بر خود گرفته و [مردم را] از راه خدا بازداشته‌اند. راستى که آنان چه بد مى‌کنند.///سوگندهاى خود را سپر ساختند و [مردم را] از راه خدا بازداشتند. به راستى آنچه مى‌کردند، ناپسند است.///قسمهای (دروغ) خود را سپر جان خویش (و مایه فریب خلق) قرار داده‌اند و بدین وسیله راه خدا را (به روی خلق) بسته‌اند، آنان آنچه می‌کنند بسیار بد می‌کنند.///سوگندهایشان را سپر بلا گرفته‌اند، سپس [مردمان را] از راه خدا بازداشته‌اند، چه بد است کاری که آنان می‌کنند///آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌اند تا مردم را از راه خدا باز دارند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌دهند!///برگرفتند سوگندهای خویش را سپری پس بازداشتند از راه خدا همانا زشت است آنچه بودند می‌کردند///سوگندهای خود را (چون) سپری بر خود بر گرفته، پس (مکلفان را) از راه خدا باز داشته‌اند. به‌راستی که آنان چه بد می‌کرده‌اند. quran_en_fa That is because they believed, then they rejected Faith: So a seal was set on their hearts: therefore they understand not. این [صفت زشت نفاق و بدی اعمال] به سبب آن است که آنان [نخست] ایمان آوردند، سپس کافر شدند در نتیجه بر دل هایشان مهر [تیره بختی] زده شد، به این علت [حقایق را] نمی‌فهمند.///این [صفت زشت نفاق و بدی اعمال] به سبب آن است که آنان [نخست] ایمان آوردند، سپس کافر شدند در نتیجه بر دل هایشان مهر [تیره بختی] زده شد، به این علت [حقایق را] نمی‌فهمند.///این بدان سبب است که ایمان آوردند، سپس کافر شدند. خدا نیز بر دلهاشان مهر نهاد و آنان درنمى‌یابند.///این بدان سبب است که آنها ایمان آوردند، سپس کافر شدند، در نتیجه بر دل‌هایشان مهر زده شد. از این رو آنها نمى‌فهمند///این بدان سبب است که آنان ایمان آورده، سپس به انکار پرداخته‌اند و در نتیجه بر دلهایشان مهر زده شده و [دیگر] نمى‌فهمند.///آن [نفاق] براى آن است که آنان ایمان آوردند، سپس کافر شدند، پس بر دل‌هایشان مهر زده شد و از این رو نمى‌فهمند.///این (نفاق و بدکاریشان) برای آن است که آنها (به زبان) ایمان آوردند و سپس (به دل) کافر شدند، پس مهر (قهر و ظلمت) بر دلهاشان نهاده شد تا هیچ (از حقایق ایمان) درک نکنند.///این از آن است که ایشان ایمان آورده‌اند سپس کفر ورزیده‌اند، و بر دلهایشان مهر نهاده شده است، و ایشان در نمی‌یابند///این بخاطر آن است که نخست ایمان آوردند سپس کافر شدند؛ از این رو بر دلهای آنان مهر نهاده شده، و حقیقت را درک نمی‌کنند!///این بدان است که ایشان ایمان آوردند سپس کافر شدند پس مهر نهاد بر دلهاشان پس درنیابند///این بدین سبب است که آنان ایمان آورده، سپس کافر شدند، در نتیجه بر دل‌هایشان مهر زده شد و (دیگر) نمی‌توانند بفهمند. quran_en_fa When thou lookest at them, their exteriors please thee; and when they speak, thou listenest to their words. They are as (worthless as hollow) pieces of timber propped up, (unable to stand on their own). They think that every cry is against them. They are the enemies; so beware of them. The curse of Allah be on them! How are they deluded (away from the Truth)! چون آنان را ببینی جسم و ظاهرشان [از آراستگی و وقار] تو را به شگفت آورد، و اگر سخن گویند [به علت شیرینی و جذابیت کلام] به سخنانشان گوش فرا می‌دهی [اما از پوچی باطن، سبک مغزی و دورویی] گویی چوب‌های خشکی هستند که به دیواری تکیه دارند [و در حقیقت اجسادی بی روح اند که در هیچ برنامه‌ای اطمینانی به آنان نیست، از شدت بزدلی] هر فریادی را به زیان خود می‌پندارند. اینان دشمن واقعی اند؛ از آنان بپرهیز؛ خدا آنان را بکشد؛ چگونه [با دیدن این همه دلایل روشن، از حق به باطل] منحرف می‌شوند.///چون آنان را ببینی جسم و ظاهرشان [از آراستگی و وقار] تو را به شگفت آورد، و اگر سخن گویند [به علت شیرینی و جذابیت کلام] به سخنانشان گوش فرا می‌دهی [اما از پوچی باطن، سبک مغزی و دورویی] گویی چوب‌های خشکی هستند که به دیواری تکیه دارند [و در حقیقت اجسادی بی روح اند که در هیچ برنامه‌ای اطمینانی به آنان نیست، از شدت بزدلی] هر فریادی را به زیان خود می‌پندارند. اینان دشمن واقعی اند؛ از آنان بپرهیز؛ خدا آنان را بکشد؛ چگونه [با دیدن این همه دلایل روشن، از حق به باطل] منحرف می‌شوند.///چون آنها را ببینى تو را از ظاهرشان خوش مى‌آید، و چون سخن بگویند به سخنشان گوش مى‌دهى. گویى چوبهایى هستند به دیوار تکیه داده. هر آوازى را بر زیان خود مى‌پندارند. ایشان دشمنانند. از آنها حذر کن. خدایشان بکشد. به کجا منحرف مى‌شوند؟///و وقتى آنها را ببینى، [گیرایى‌] ظاهرشان تو را به شگفت مى‌آورد و اگر سخن گویند به گفتارشان گوش فرا مى‌دهى، گویى آنها چوب‌هاى خشکى هستند که [به دیوارى‌] تکیه داده شده‌اند [و ریشه ندارند] هر فریادى را بر ضد خویش مى‌پندارند. آنها دشمنند، پس از ایشان بر حذ///و چون آنان را ببینى، هیکلهایشان تو را به تعجب وا مى‌دارد، و چون سخن گویند به گفتارشان گوش فرا مى‌دهى گویى آنان شمعک‌هایى پشت بر دیوارند [که پوک شده و درخور اعتماد نیستند]: هر فریادى را به زیان خویش مى‌پندارند. خودشان دشمنند؛ از آنان بپرهیز؛ خدا بکشدشان؛ تا کجا [از حقیقت‌] انحراف یافته‌اند.///و هرگاه آنان را ببینى، قیافه آنان تو را بهشگفتی وامی‌دارد واگر سخن بگویند، [به قدرى جذاب و زیباست که] به کلامشان گوش فرامی‌دهى، [اما از درون،] گویا چوب‌هایى هستند [خشک و بى‌مغز و به هم] تکیه داده شده. [از شدت ترس] هر ندایى را به زیان خود مى‌پندارند. آنان دشمنند. پس از آنان دورى کن! خدا آنان را بکشد! چگونه از حق منحرف مى‌شوند؟!///تو چون آن منافقان را مشاهده کنی ظاهر و وجود جسمانی آنها (به آراستگی فریبنده) تو را به شگفت آرد و اگر سخن گویند (بس خوش‌گفتار و چرب زبانند) به سخن‌هاشان گوش فرا خواهی داد (ولی از باطن و درون) گویی که چوبی خشک تکیه کرده بر دیوارند (و هیچ عقل و ایمان و معرفت ندارند. و چون در باطن نادرست و بداندیشند) هر صدایی بشنوند بر زیان خویش پندارند. دشمنان به حقیقت اینان هستند، از ایشان بر حذر باش، خدایشان بکشد، (از حق) به کجا بازگردانیده می‌شوند؟///و چون ایشان را بنگری، بدنهای ایشان تو را به شگفت‌آورد، و چون سخن گویند به سخنانشان گوش دهی، گویی همانند الوارهای تکیه داده بر دیوارند، و هر بانگی را بر ضد خویش می‌انگارند، آنان دشمن‌اند، از آنان بر حذر باش، خداوند لعنتشان کند، چگونه بیراهه می‌روند؟///هنگامی که آنها را می‌بینی، جسم و قیافه آنان تو را در شگفتی فرو می‌برد؛ و اگر سخن بگویند، به سخنانشان گوش فرا می‌دهی؛ اما گویی چوبهای خشکی هستند که به دیوار تکیه داده شده‌اند! هر فریادی از هر جا بلند شود بر ضد خود می‌پندارند؛ آنها دشمنان واقعی تو هستند، پس از آنان بر حذر باش! خداوند آنها را بکشد، چگونه از حق منحرف می‌شوند؟!///و هر گاه ببینیشان شگفت آردت کالبدهای آنان و اگر سخن گویند گوش دهی به گفتار ایشان گوئیا آنانند چوبهای تکیه داده شده پندارند هر فریادی را بر ایشان ایشانند دشمن پس بترسشان بکشدشان خدا کجا به دروغ رانده شوند///و چون آنان را ببینی، هیکل‌هایشان تو را به شگفتی در می‌آورد و چون سخن گویند به گفتارشان گوش فرا می‌‌داری‌. ایشان دشمن (حق) اند. پس از آنان بپرهیز. خدا با آنان کشتار کرده (که) به گزاف (از حق منحرف و کنده و) افکنده می‌شوند. quran_en_fa And when it is said to them, "Come, the Messenger of Allah will pray for your forgiveness", they turn aside their heads, and thou wouldst see them turning away their faces in arrogance. و چون به آنان گویند: بیایید تا پیامبر خدا برای شما آمرزش بخواهد [از روی کبر و غرور] سرهای خود را بر می‌گردانند، و آنان را می‌بینی که متکبرانه [از حق،] روی می‌گردانند.///و چون به آنان گویند: بیایید تا پیامبر خدا برای شما آمرزش بخواهد [از روی کبر و غرور] سرهای خود را بر می‌گردانند، و آنان را می‌بینی که متکبرانه [از حق،] روی می‌گردانند.///چون به آنها گفته شود که بیایید تا پیامبر خدا برایتان آمرزش بخواهد، سرمى‌پیچند. مى‌بینى که اعراض و گردنکشى مى‌کنند.///و چون به آنها گفته شود: بیایید تا رسول خدا برایتان آمرزش بخواهد، سرهاى خود را بر مى‌گردانند، و مى‌بینى که آنها متکبرانه روى بر مى‌تابند///و چون بدیشان گفته شود: «بیایید تا پیامبر خدا براى شما آمرزش بخواهد»، سرهاى خود را بر مى‌گردانند، و آنان را مى‌بینى که تکبرکنان روى برمى‌تابند.///و هرگاه به آنان گفته شود: «بیایید تا رسول خدا براى شما آمرزش بخواهد.» [از روى تکبر و تمسخر،] سرهاى خود را برمى‌گردانند و آنان را مى‌بینى که متکبرانه [مردم را از گرایش به حق] بازمى‌دارند.///و هر گاه به آنها گویند: بیایید تا رسول خدا برای شما (از حق) آمرزش طلبد سر بپیچند و بنگری که با تکبر و نخوت (از حق) روی می‌گردانند.///و چون به ایشان گفته شود بیایید که پیامبر خدا برای شما آمرزش بطلبد، سرهای خود را [به انکار] برگردانند، و بنگریشان که [از اعتذار و استغفار] رویگردانند و گردنکش‌اند///هنگامی که به آنان گفته شود: «بیایید تا رسول خدا برای شما استغفار کند!»، سرهای خود را (از روی استهزا و کبر و غرور) تکان می‌دهند؛ و آنها را می‌بینی که از سخنان تو اعراض کرده و تکبر می‌ورزند!///و گاهی که گفته شود بدیشان بیائید آمرزش خواهد برای شما پیمبر خدا بازگردانند سرهای خویش را و بینیشان بازمی‌دارند (یا دوری گزینند) و ایشانند کبرورزندگان‌///و هنگامی که برایشان گفته شود: «بیایید تا پیامبر خدا برایتان پوشش بخواهد»، سرهای خود را بر می‌گردانند، و آنان را می‌بینی که متکبرانه (از راه خدا) باز می‌دارند. quran_en_fa It is equal to them whether thou pray for their forgiveness or not. Allah will not forgive them. Truly Allah guides not rebellious transgressors. برای آنان یکسان است چه برای آنان آمرزش بخواهی چه نخواهی، خدا هرگز آنان را نمی‌آمرزد. مسلما خدا مردم فاسق را هدایت نمی‌کند.///برای آنان یکسان است چه برای آنان آمرزش بخواهی چه نخواهی، خدا هرگز آنان را نمی‌آمرزد. مسلما خدا مردم فاسق را هدایت نمی‌کند.///تفاوتى نکند، چه برایشان آمرزش بخواهى چه آمرزش نخواهى. خدایشان نخواهد آمرزید. و خدا مردم نافرمان را هدایت نمى‌کند.///براى آنها یکسان است، چه برایشان آمرزش بخواهى یا برایشان آمرزش نخواهى، خدا هرگز آنها را نمى‌آمرزد. مسلما خدا مردم فاسق را هدایت نمى‌کند///براى آنان یکسان است: چه برایشان آمرزش بخواهى یا برایشان آمرزش نخواهى، خدا هرگز بر ایشان نخواهد بخشود. خدا فاسقان را راهنمایى نمى‌کند.///براى آنها یکسان است که برایشان استغفار کنى یا استغفار نکنى. هرگز خداوند آنان را نمى‌بخشد، زیرا که خداوند مردم نافرمان بدکار را هدایت نمى‌کند.///(ای رسول) تو (از خدا) بر آنان آمرزش بخواهی یا نخواهی به حالشان یکسان است خدا هرگز آنها را نمی‌بخشد که همانا قوم نابکار فاسق را خدا هیچ وقت (به راه سعادت) هدایت نخواهد کرد.///در حق آنان یکسان است چه برایشان آمرزش بخواهی، چه بر ایشان آمرزش نخواهی، هرگز خداوند آنان را نخواهد آمرزید، بی‌گمان خداوند نافرمانان را هدایت نمی‌کند///برای آنها تفاوت نمی‌کند، خواه استغفار برایشان کنی یا نکنی، هرگز خداوند آنان را نمی‌بخشد؛ زیرا خداوند قوم فاسق را هدایت نمی‌کند!///یکسان است بر ایشان چه آمرزش خواهی برای ایشان یا آمرزش نخواهی برای ایشان هرگز نیامرزدشان خدا همانا خدا هدایت نکند گروه نافرمانان را///بر آنان یکسان است: چه برایشان پوشش بخواهی، یا برایشان پوشش نخواهی، خدا هرگز برایشان نخواهد پوشاند. خدا بی‌گمان فاسقان را راهنمایی نمی‌کند. quran_en_fa They are the ones who say, "Spend nothing on those who are with Allah's Messenger, to the end that they may disperse (and quit Medina)." But to Allah belong the treasures of the heavens and the earth; but the Hypocrites understand not. فقط آنانند که می‌گویند: به کسانی که نزد پیامبر خدایند، انفاق مکنید تا [از پیرامون او] پراکنده شوند. در حالی که خزانه‌های آسمان‌ها و زمین در سیطره خداست، ولی منافقان نمی‌فهمند.///فقط آنانند که می‌گویند: به کسانی که نزد پیامبر خدایند، انفاق مکنید تا [از پیرامون او] پراکنده شوند. در حالی که خزانه‌های آسمان‌ها و زمین در سیطره خداست، ولی منافقان نمی‌فهمند.///اینان همانهایند که مى‌گویند: بر آنها که گرد پیامبر خدایند، چیزى مدهید تا از گردش پراکنده شوند. و حال آنکه خزاین آسمانها و زمین از آن خداست ولى منافقان نمى‌فهمند.///آنها همان کسانند که مى‌گویند: به کسانى که نزد رسول خدایند انفاق نکنید تا پراکنده شوند، و حال آن که خزاین آسمان‌ها و زمین از آن خداست، ولى منافقان در نمى‌یابند///آنان کسانى‌اند که مى‌گویند: «به کسانى که نزد پیامبر خدایند انفاق مکنید تا پراکنده شوند، و حال آنکه گنجینه‌هاى آسمانها و زمین از آن خداست ولى منافقان درنمى‌یابند.///آنان همان کسانى هستند که مى‌گویند: «به کسانى که نزد رسول خدا هستند، انفاق نکنید تا [از دور او] پراکنده شوند.» در حالى­که خزانه‌هاى آسمان‌ها و زمین براى خداوند است؛ ولى منافقان نمى‌فهمند.///اینها همان مردم بدخواهند که می‌گویند: بر اصحاب رسول خدا انفاق مال مکنید تا (از گردش) پراکنده شوند در صورتی که خدا را گنجهای آسمانها و زمین است لیکن منافقان درک آن نمی‌کنند.///ایشان کسانی هستند که می‌گویند برای کسانی که نزد پیامبر خدا هستند چیزی هزینه نکنید تا آنکه [از پیرامون او] پراکنده شوند، و حال آنکه خزانه‌های آسمان و زمین از آن خداوند است، ولی منافقان در نمی‌یابند///آنها کسانی هستند که می‌گویند: «به افرادی که نزد رسول خدا هستند انفاق نکنید تا پراکنده شوند!» (غافل از اینکه) خزاین آسمانها و زمین از آن خداست، ولی منافقان نمی‌فهمند!///آنانند که گویند انفاق نکنید بر آنان که نزد پیمبر خدایند تا پراکنده شوند و خدا را است گنجهای آسمانها و زمین لیکن منافقان درنیابند///آنان (همان) کسانی‌اند که می‌گویند: «به کسانی که نزد پیامبر خدایند انفاق مکنید، تا (از گردش) پراکنده شوند حال آنکه تمامی گنجینه‌های آسمان‌ها و زمین از خداست ولی منافقان در نمی‌یابند. quran_en_fa They say, "If we return to Medina, surely the more honourable (element) will expel therefrom the meaner." But honour belongs to Allah and His Messenger, and to the Believers; but the Hypocrites know not. می‌گویند: اگر به مدینه بازگردیم، مسلما آنکه عزیزتر است [یعنی عبدالله بن ابی سلول، رئیس منافقان] آن را که خوارتر است [یعنی پیامبر که هنوز به پندار آنان تمکن لازم را به دست نیاورده] از آنجا بیرون می‌کند. در حالی که عزت و اقتدار برای خدا و پیامبر او و مؤمنان است، ولی منافقان [به این حقیقت] معرفت و آگاهی ندارند.///می‌گویند: اگر به مدینه بازگردیم، مسلما آنکه عزیزتر است [یعنی عبدالله بن ابی سلول، رئیس منافقان] آن را که خوارتر است [یعنی پیامبر که هنوز به پندار آنان تمکن لازم را به دست نیاورده] از آنجا بیرون می‌کند. در حالی که عزت و اقتدار برای خدا و پیامبر او و مؤمنان است، ولی منافقان [به این حقیقت] معرفت و آگاهی ندارند.///مى‌گویند: چون به مدینه بازگردیم، صاحبان عزت، ذلیلان را از آنجا بیرون خواهند کرد. عزت از آن خدا و پیامبرش و مؤمنان است. ولى منافقان نمى‌دانند.///مى‌گویند: اگر به مدینه برگردیم، قطعا عزیزتر، ذلیل‌تر [یعنى مؤمنان‌] را از آن جا بیرون خواهد کرد، و حال آن که عزت از آن خدا و از آن رسول او و از آن مؤمنان است، لیکن منافقان نمى‌دانند///مى‌گویند: «اگر به مدینه برگردیم، قطعا آنکه عزتمندتر است آن زبون‌تر را از آنجا بیرون خواهد کرد.» و [لى‌] عزت از آن خدا و از آن پیامبر او و از آن مؤمنان است؛ لیکن این دورویان نمى‌دانند.///مى‌گویند: «اگر به مدینه بازگردیم، بی‌تردید عزیزترین افراد خوارترین مردم را بیرون خواهد کرد.» در حالى که عزت و اقتدار مخصوص خدا و پیامبرش و مؤمنان است؛ ولى منافقان نمى‌دانند.///آنها (پنهانی با هم) می‌گویند: اگر به مدینه مراجعت کردیم البته اربابان عزت و ثروت، مسلمانان ذلیل فقیر را از شهر بیرون کنند، و حال آنکه عزت مخصوص خدا و رسول و اهل ایمان است (و ذلت خاص کافران) ولیکن منافقان از این معنی آگه نیستند.///می‌گویند چون به مدینه بازگردیم، بلندپایگان، فرومایگان را از آنجا بیرون خواهند کرد، حال آنکه عزت، خاص خداوند و پیامبر او و مؤمنان است، ولی منافقان نمی‌دانند///آنها می‌گویند: «اگر به مدینه بازگردیم، عزیزان ذلیلان را بیرون می‌کنند!» در حالی که عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است؛ ولی منافقان نمی‌دانند!///گویند اگر بازگشتیم بسوی شهر همانا برون راند گرامی‌تر (عزیزتر) از آن خوارتر را و از آن خدا است عزت و از آن پیمبرش و از آن مؤمنان و لیکن منافقان نمی‌دانند///گویند: «اگر به مدینه بر گردیم همواره آنکه عزیزتر است‌، آن زبون‌تر را بی‌چون از آنجا بیرون خواهد راند.» حال آنکه عزت تنها برای خدا و پیامبر او و مؤمنان است‌؛ لیکن این دورویان نمی‌دانند. quran_en_fa O ye who believe! Let not your riches or your children divert you from the remembrance of Allah. If any act thus, the loss is their own. ای مؤمنان! مبادا اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل کنند، و آنان که [به خاطر مال و فرزند از یاد خدا] غافل می‌شوند، زیانکارند.///ای مؤمنان! مبادا اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل کنند، و آنان که [به خاطر مال و فرزند از یاد خدا] غافل می‌شوند، زیانکارند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، اموال و اولادتان شما را از ذکر خدا به خود مشغول ندارد، که هر که چنین کند زیانکار است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! مبادا اموال شما و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل سازد! و هر کس چنین کند پس آنها همان زیانکارانند///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، [زنهار] اموال شما و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نگرداند، و هر کس چنین کند، آنان خود زیانکارانند.///اى کسانى‌که ایمان آورده‌اید! دارایی‌ها و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نسازد و کسانى که چنین کنند، آنان همان زیانکارانند.///الا ای اهل ایمان، مبادا هرگز مال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل سازند، و البته کسانی که به امور دنیا از یاد خدا غافل شوند آنها به حقیقت زیانکاران عالمند.///ای مؤمنان اموال و اولادتان، شما را از یاد خداوند بازندارد، و هر کس چنین کند، آنانند که زیانکارانند///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند! و کسانی که چنین کنند، زیانکارانند!///ای آنان که ایمان آوردید سرگرمتان نسازد خواسته‌های شما و نه فرزندان شما از یاد خدا و آنکه بکند این را پس آنانند زیانکاران‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! (زنهار که) اموالتان و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نگردانند و هر کس چنان کند، پس هم‌آنان خودشان زیانکارانند. quran_en_fa and spend something (in charity) out of the substance which We have bestowed on you, before Death should come to any of you and he should say, "O my Lord! why didst Thou not give me respite for a little while? I should then have given (largely) in charity, and I should have been one of the doers of good". و از آنچه روزی شما کرده‌ایم انفاق کنید، پیش از آنکه یکی از شما را مرگ در رسد و بگوید: چرا مرا تا مدتی نزدیک مهلت ندادی تا صدقه دهم و از شایستگان باشم؟!///و از آنچه روزی شما کرده‌ایم انفاق کنید، پیش از آنکه یکی از شما را مرگ در رسد و بگوید: چرا مرا تا مدتی نزدیک مهلت ندادی تا صدقه دهم و از شایستگان باشم؟!///از آنچه روزیتان داده‌ایم در راه خدا انفاق کنید، پیش از آنکه یکى از شما را مرگ فرا رسد و بگوید: اى پروردگار من، چرا مرگ مرا اندکى به تأخیر نینداختى تا صدقه دهم و از شایستگان باشم؟///و از آنچه روزیتان کرده‌ایم انفاق کنید پیش از آن که مرگ یکى از شما در رسد، پس بگوید: پروردگارا! چرا مرا تا مدتى نزدیک مهلت ندادى تا صدقه دهم و از شایستگان شوم///و از آنچه روزى شما گردانیده‌ایم، انفاق کنید، پیش از آنکه یکى از شما را مرگ فرا رسد و بگوید: «پروردگارا، چرا تا مدتى بیشتر [اجل‌] مرا به تأخیر نینداختى تا صدقه دهم و از نیکوکاران باشم؟»///و از آنچه روزى شما کرده‌ایم، انفاق کنید، پیش از آن که مرگ هر یک از شما فرا برسد، پس [در آستانه‌ی رفتن] بگوید: «پروردگارا! چرا [مرگ] مرا تا مدتى اندک به تأخیر نینداختى، تا صدقه [و زکات] دهم و از شایستگان باشم؟!»///و از آنچه روزی شما کردیم (در راه خدا) انفاق کنید پیش از آنکه مرگ بر یکی از شما فرا رسد و در آن حال (به حسرت) بگوید: پروردگارا، چرا اجل مرا اندکی تأخیر نینداختی تا صدقه و احسان بسیار کنم و از نکوکاران شوم؟!///و پیش از آنکه مرگ به سراغ هر یک از شما بیاید و او بگوید پروردگارا چرا مرا تا مهلتی نزدیک باز پس نداشتی که بتوانم صدقه بدهم و از شایستگان باشم، از آنچه روزیتان کرده‌ایم، بخشش کنید///از آنچه به شما روزی داده‌ایم انفاق کنید، پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد و بگوید: «پروردگارا! چرا (مرگ) مرا مدت کمی به تأخیر نینداختی تا (در راه خدا) صدقه دهم و از صالحان باشم؟!»///و بدهید از آنچه روزی دادیم شما را پیش از آنکه آید یکی از شما را مرگ پس گوید پروردگارا کاش پس می‌انداختی مرا تا سرآمدی نزدیک تا تصدق کنم و بشوم از شایستگان‌///و از آنچه روزی شما گردانیدیم، انفاق کنید، پیش از آنکه یکی از شما را مرگ فرا رسد. پس بگوید: «پروردگارم! چرا تا مدتی نزدیک (مرگ) مرا به تأخیر نینداختی تا به‌راستی تصدیق کنم و از شایستگان باشم‌؟» quran_en_fa But to no soul will Allah grant respite when the time appointed (for it) has come; and Allah is well acquainted with (all) that ye do. و هرگز خدا کسی را چون اجلش فرا رسد، مهلت نمی‌دهد؛ و خدا به اعمالی که انجام می‌دهید، آگاه است.///و هرگز خدا کسی را چون اجلش فرا رسد، مهلت نمی‌دهد؛ و خدا به اعمالی که انجام می‌دهید، آگاه است.///چون کسى اجلش فرا رسد، خدا مرگ او را به تأخیر نمى‌افکند. و خدا به کارهایى که مى‌کنید آگاه است.///و خدا هرگز [مرگ‌] کسى را وقتى اجلش فرا رسید به تأخیر نمى‌اندازد، و خدا بدانچه مى‌کنید آگاه است///و [لى‌] هر کس اجلش فرا رسد، هرگز خدا [آن را] به تأخیر نمى‌افکند، و خدا به آنچه مى‌کنید آگاه است.///و هرگز خداوند مرگ کسى را که اجلش فرارسیده، به تأخیر نمى‌اندازد و خداوند به آنچه مى‌کنید، آگاه است.///و خدا هرگز اجل هیچ کس را از وقتش که فرا رسد تأخیر نیفکند و خدا به هر چه کنید آگاه است.///و خداوند هرگز کسی را چون اجلش فرا رسد، بازپس ندارد، و خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است‌///خداوند هرگز مرگ کسی را هنگامی که اجلش فرا رسد به تأخیر نمی‌اندازد، و خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.///و هرگز پس نیندازد خدا جائی را گاهی که بیاید سرآمدش و خدا آگاه است بدانچه می‌کنید///و هر کس اجلش فرا رسد، هرگز خدا آن را به تأخیر نمی‌افکند. و خدا به آنچه می‌کنید بسی آگاه است. quran_en_fa Whatever is in the heavens and on earth, doth declare the Praises and Glory of Allah: to Him belongs dominion, and to Him belongs praise: and He has power over all things. آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، خدا را [به پاک بودن از هر عیب و نقصی] می‌ستایند. فرمانروایی ویژه اوست، همه ستایش‌ها مخصوص اوست، و او بر هر کاری تواناست.///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، خدا را [به پاک بودن از هر عیب و نقصی] می‌ستایند. فرمانروایی ویژه اوست، همه ستایش‌ها مخصوص اوست، و او بر هر کاری تواناست.///خدا را تسبیح مى‌گویند هر چه در آسمانها و هر چه در زمین است. فرمانروایى از آن اوست و حمد سزاوار اوست و او بر هر چیزى تواناست.///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است خدا را تسبیح مى‌گویند. فرمانروایى از آن او و ستایش مختص اوست، و او بر هر چیزى تواناست///هر چه در آسمانها و هر چه در زمین است خدا را تسبیح مى‌گویند. او راست فرمانروایى و او راست سپاس و او بر هر چیزى تواناست.///آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، براى خدا تسبیح مى‌گویند. فرمانروایى، ویژه‌ی او و ستایش [نیز] ویژه‌ی اوست و او بر همه چیز تواناست.///هر چه در آسمانها و زمین است همه به تسبیح و ستایش خدا مشغولند که سلطنت ملک هستی و ستایش (اهل عالم) برای اوست و او بر هر چیز تواناست.///آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، خداوند را نیایش کند، فرمانروایی او راست، و سپاس او راست، و او بر هر کاری تواناست‌///آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است برای خدا تسبیح می‌گویند؛ مالکیت و حکومت از آن اوست و ستایش از آن او؛ و او بر همه چیز تواناست!///تسبیح گوید برای خدا آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است او را است پادشاهی و از آن وی است سپاس و او است بر همه چیز توانا///هر چه در آسمان‌ها و هر چه در زمین است برای خدا تسبیح گویند و او راست پادشاهی و او راست (همه‌ی) سپاس و (هم) او بر هر چیزی بسیار تواناست. quran_en_fa It is He Who has created you; and of you are some that are Unbelievers, and some that are Believers: and Allah sees well all that ye do. اوست که شما را آفرید؛ گروهی از شما کافرند، و برخی مؤمن، و خدا به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///اوست که شما را آفرید؛ گروهی از شما کافرند، و برخی مؤمن، و خدا به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.///اوست که شما را بیافرید. بعضى از شما کافر، و بعضى مؤمنند. و کارهایى را که مى‌کنید مى‌بینید.///اوست که شما را آفرید پس برخى از شما کافرند و برخى مؤمن، و خدا بدانچه مى‌کنید بیناست///اوست آن کس که شما را آفرید؛ برخى از شما کافرند و برخى مؤمن و خدا به آنچه مى‌کنید بیناست.///اوست آن که شما را آفرید، پس برخى از شما کافر و بعضى مؤمن شدید و خداوند به آنچه مى‌کنید، بیناست.///اوست خدایی که شما را آفرید، باز شما بندگان فرقه‌ای کافر ناسپاس و بعضی مؤمن خداشناس هستید و خدا به هر چه کنید کاملا بیناست.///و اوست که شما را آفریده است، و بعضی از شما کافرند، و بعضی از شما مؤمن‌اند، و خداوند به آنچه می‌کنید بیناست‌///او کسی است که شما را آفرید (و به شما آزادی و اختیار داد)؛ گروهی از شما کافرید و گروهی مؤمن؛ و خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست!///او است آنکه آفرید شما را پس از شما است کافری و از شما است مؤمنی و خدا بدانچه کنید بینا است‌///اوست کسی که شما را آفرید؛ پس برخی از شما (به هنگام تکلیف) کافرند و برخی (درآن هنگام) مؤمنند، و خدا به آنچه می‌کنید بس بیناست. quran_en_fa He has created the heavens and the earth in just proportions, and has given you shape, and made your shapes beautiful: and to Him is the final Goal. آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید، و شما را صورت‌گری کرد و صورت هایتان را نیکو آراست، و بازگشت به سوی اوست.///آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید، و شما را صورت‌گری کرد و صورت هایتان را نیکو آراست، و بازگشت به سوی اوست.///آسمانها و زمین را به حق بیافرید و شما را تصویر کرد و نیکو تصویر کرد. و سرانجام همه به سوى اوست.///آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید و شما را صورتگرى کرد و صورت‌هایتان را نیکو ساخت، و بازگشت [همه‌] به سوى اوست///آسمانها و زمین را به حق آفرید و شما را صورتگرى کرد و صورتهایتان را نیکوآراست، و فرجام به سوى اوست.///آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید و شما را [در رحم مادر] صورت‌گرى کرد و صورت شما را نیکو قرار داد و بازگشت [همه] به سوى اوست.///خدا آسمانها و زمین را به حق (و نظم احسن اتقن) آفرید و شما آدمیان را به زیباترین صورت برنگاشت، و بازگشت همه خلایق به سوی اوست.///آسمانها و زمین را به حق آفرید و شما را نقش و نگار کرد و پیکرهای شما را بر آراست، و سیر و سرانجام به سوی اوست‌///آسمانها و زمین را بحق آفرید؛ و شما را (در عالم جنین) تصویر کرد، تصویری زیبا و دلپذیر؛ و سرانجام (همه) بسوی اوست.///آفرید آسمانها و زمین را به حق و پیکر ساخت شما را پس نکو ساخت پیکرهای شما را و بسوی او است بازگشت‌///آسمان‌ها و زمین را به (تمامی) حق آفرید و شما را صورتگری کرد و صورت‌هایتان را نیکو ساخت. و بازگشت تنها سوی اوست. quran_en_fa He knows what is in the heavens and on earth; and He knows what ye conceal and what ye reveal: yea, Allah knows well the (secrets) of (all) hearts. آنچه را که در آسمان‌ها و زمین است می‌داند، و [نیز] آنچه را پنهان می‌کنید و آنچه را آشکار می‌نمایید، می‌داند و خدا به نیات و اسرار سینه‌ها داناست.///آنچه را که در آسمان‌ها و زمین است می‌داند، و [نیز] آنچه را پنهان می‌کنید و آنچه را آشکار می‌نمایید، می‌داند و خدا به نیات و اسرار سینه‌ها داناست.///هر چه را در آسمانها و زمین است مى‌داند و به آنچه پنهان مى‌دارید یا آشکار مى‌سازید آگاه است، و خدا به هر چه در دلها مى‌گذرد عالم است.///آنچه را که در آسمان‌ها و زمین است مى‌داند، و آنچه را پنهان کنید و آنچه را آشکار سازید مى‌داند، و خدا به راز دل‌ها داناست///آنچه را که در آسمانها و زمین است مى‌داند، و آنچه را که پنهان مى‌کنید و آنچه را که آشکار مى‌دارید [نیز] مى‌داند، و خدا به راز دلها داناست.///آنچه را در آسمان‌ها و زمین است، مى‌داند و آنچه را پنهان مى‌کنید و آنچه را آشکار مى‌سازید، مى‌داند و خداوند به آنچه در سینه‌هاست، به خوبى داناست.///او آنچه را که در آسمانها و زمین است و آنچه را که شما پنهان و آشکار کنید همه را می‌داند و خدا به اسرار دلها هم داناست.///آنچه در آسمانها و زمین است می‌داند و آنچه پنهان می‌دارید و آنچه آشکار می‌دارید، می‌داند، و خداوند به راز دلها داناست‌///آنچه را در آسمانها و زمین است می‌داند، و از آنچه پنهان یا آشکار می‌کنید با خبر است؛ و خداوند از آنچه در درون سینه‌هاست آگاه است.///داند آنچه در آسمانها و زمین است و می‌داند آنچه را نهان دارید و آنچه آشکار کنید و خدا دانا است بدانچه در سینه‌ها است‌///آنچه را که در آسمان‌ها و زمین است می‌داند و آنچه را که پنهان می‌کنید و آنچه را که آشکار می‌دارید (نیز) می‌داند. و خدا به (راز) ذاتی سینه‌ها (تان) بسی داناست. quran_en_fa Has not the story reached you, of those who rejected Faith aforetime? So they tasted the evil result of their conduct; and they had a grievous Penalty. آیا خبر کسانی که پیش از این کافر شدند، پس عقوبت کفرشان را چشیدند و برای آنان عذابی دردناک است، به شما نرسیده است؟///آیا خبر کسانی که پیش از این کافر شدند، پس عقوبت کفرشان را چشیدند و برای آنان عذابی دردناک است، به شما نرسیده است؟///آیا شما را خبر کسانى که از این پیش کافر شده بودند نرسیده است؟ عقوبت عملشان را چشیدند و ایشان راست عذابى دردآور.///آیا خبر کسانى که پیش از این کافر شدند و سزاى کارشان را چشیدند و عذابى دردناک خواهند داشت، به شما نرسیده است///آیا خبر کسانى که پیش از این کفر ورزیدند، و فرجام بد کارشان را چشیدند و عذاب پر دردى خواهند داشت، به شما نرسیده است؟///آیا خبر کسانى که پیش از این کفر ورزیدند، به شما نرسیده است؟ پس جزای کار خود را چشیدند و [در آخرت] عذابى دردناک دارند.///آیا حکایت حال پیشینیان که کافر شدند به شما نرسید؟ که (هم در دنیا) به کیفر کردارشان رسیدند و (هم در آخرت) عذاب دردناک بر آنان مهیاست.///آیا خبر کسانی که پیش از این کفرورزیدند به شما نرسیده است که عقوبت کارشان را چشیدند و برای آنان عذابی دردناک [در پیش‌] است‌///آیا خبر کسانی که پیش از این کافر شدند به شما نرسیده است؟! (آری) آنها طعم کیفر گناهان بزرگ خود را چشیدند؛ و عذاب دردناک برای آنهاست!///آیا نیامد شما را داستان آنان که کفر ورزیدند از پیش پس چشیدند بد فرجامی کار خود را و ایشان را است عذابی دردناک‌///آیا خبر مهم کسانی که پیش از این کافر شدند -پس فرجام سخت بدکاریشان را چشیدند، حال آنکه عذاب پر دردی برای آنان است- به شما نرسیده است‌؟ quran_en_fa That was because there came to them messengers with Clear Signs, but they said: "Shall (mere) human beings direct us?" So they rejected (the Message) and turned away. But Allah can do without (them): and Allah is free of all needs, worthy of all praise. آن [عقوبت و عذاب دردناک] به سبب آن است که پیامبرانشان همواره دلایل روشن برای آنان آوردند، ولی گفتند: آیا بشر [ی مانند خودمان] ما را راهنمایی می‌کنند؟! پس کافر شدند و [از حق] روی گرداندند و خدا [از ایمان و طاعتشان] اظهار بی نیازی کرد، و خدا بی نیاز و ستوده است.///آن [عقوبت و عذاب دردناک] به سبب آن است که پیامبرانشان همواره دلایل روشن برای آنان آوردند، ولی گفتند: آیا بشر [ی مانند خودمان] ما را راهنمایی می‌کنند؟! پس کافر شدند و [از حق] روی گرداندند و خدا [از ایمان و طاعتشان] اظهار بی نیازی کرد، و خدا بی نیاز و ستوده است.///این به کیفر آن بود که پیامبرانشان با دلیلهاى روشن بر آنان مبعوث شدند. و آنها گفتند: آیا آدمیان ما را هدایت مى‌کنند؟ پس انکار کردند و رویگردان گشتند و خدا بى‌نیاز است، که توانگر و در خور ستایش است.///این [بد فرجامى‌] از آن روست که پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان آوردند ولى آنها گفتند: آیا بشرى ما را هدایت مى‌کند؟ پس کافر شدند و روى گردانیدند، و خدا [از ایمانشان‌] بى‌نیازى نمود، و خدا بى‌نیاز ستوده است///این [بدفرجامى‌] از آن روى بود که پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان مى‌آوردند و [لى‌] آنان [مى‌] گفتند: «آیا بشرى ما را هدایت مى‌کند؟» پس کافر شدند و روى گردانیدند و خدا بى‌نیازى نمود، و خدا بى‌نیاز ستوده‌است.///این [کیفر]، به خاطر آن است که پیامبرانشان همراه با دلایل روشن به سراغ آنها آمده بودند و آنان گفتند: «آیا بشرى [مانند خودمان] ما را هدایت کند؟» از این رو کفر ورزیدند و پشت کردند و خداوند [از ایمانشان] بى‌نیازی نمود و خداوند بى‌نیاز ستوده است.///این (عذاب) برای آن بود که رسولان آنها با ادله و معجزات به سویشان می‌آمدند و آنها (به تکذیب و طعن) می‌گفتند: آیا بشرهایی (مانند ما) رهنمایی ما توانند کرد؟ پس کافر شدند و روی گردانیدند و البته خدا (از کفر و ایمان خلق) بی‌نیاز است که خدا غنی بالذات و ستوده به جمیع صفات است.///این از آن است که پیامبرانشان برای آنان پدیده‌های شگرف آوردند، و گفتند آیا بشری می‌خواهد هدایتمان کند، پس کفر [و انکار] ورزیدند و روی بر تافتند و خداوند بی‌نیازی نمود و خداوند بی‌نیاز ستوده است‌///این بخاطر آن است که رسولان آنها (پیوسته) با دلایل روشن به سراغشان می‌آمدند، ولی آنها (از روی کبر و غرور) گفتند: «آیا بشرهایی (مثل ما) می‌خواهند ما را هدایت کنند؟!» از این رو کافر شدند و روی برگرداندند؛ و خداوند (از ایمان و طاعتشان) بی نیاز بود، و خدا غنی و شایسته ستایش است!///این بدان است که بودند می‌آمدندشان پیامبرانشان به نشانیها پس گفتند آیا بشری ما را رهبری کند پس کفر ورزیدند و پشت کردند و بی‌نیازی گرفت خدا و خدا است بی‌نیاز ستوده‌///این (بد فرجامی) از آن روست که بی‌گمان پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان می‌آورده‌اند، پس آنان می‌گفتند: «آیا بشرهایی ما را هدایت می‌کنند؟» پس کافر شدند و روی گردانیدند، و خدا (از آنان) بی‌نیازی کرد. و خدا بی‌نیازی بس ستوده است. quran_en_fa The Unbelievers think that they will not be raised up (for Judgment). Say: "Yea, By my Lord, Ye shall surely be raised up: then shall ye be told (the truth) of all that ye did. And that is easy for Allah." کافران پنداشتند [که پس از مرگ] هرگز برانگیخته نخواهند شد. بگو: آری سوگند به پروردگارم مسلما برانگیخته خواهید شد، سپس شما را به آنچه انجام داده‌اید، خبر خواهند داد، و این بر خدا آسان است.///کافران پنداشتند [که پس از مرگ] هرگز برانگیخته نخواهند شد. بگو: آری سوگند به پروردگارم مسلما برانگیخته خواهید شد، سپس شما را به آنچه انجام داده‌اید، خبر خواهند داد، و این بر خدا آسان است.///کافران پنداشتند که آنها را زنده نمى‌کنند. بگو: آرى، به پروردگارم سوگند که شما را زنده مى‌کنند تا به کارهایى که کرده‌اید آگاه سازند. و این بر خدا آسان است.///کسانى که کافر شدند، پنداشتند که هرگز برانگیخته نمى‌شوند. بگو: چرا، سوگند به پروردگارم که حتما برانگیخته مى‌شوید، سپس از [حقیقت‌] آنچه کرده‌اید قطعا خبردار مى‌شوید، و این بر خدا آسان است///کسانى که کفر ورزیدند، پنداشتند که هرگز برانگیخته نخواهند شد. بگو: «آرى، سوگند به پروردگارم، حتما برانگیخته خواهید شد، سپس شما را به [حقیقت‌] آنچه کرده‌اید قطعا واقف خواهند ساخت، و این بر خدا آسان است.»///کسانى که کافر شدند، گمان کردند که هرگز برانگیخته نخواهند شد. بگو: «آرى، به پروردگارم سوگند که همه شما برانگیخته خواهید شد، سپس شما را به آنچه کرده‌اید، خبر می‌دهند و این بر خداوند آسان است.»///کافران گمان کردند که هرگز (پس از مرگ) برانگیخته نمی‌شوند. بگو: چرا، به خدای من سوگند که البته برانگیخته می‌شوید و سپس به (نتیجه) اعمال خود آگاهتان گردانند و این کار بر خدا بسیار آسان است.///کافران پنداشته‌اند که هرگز برانگیخته نمی‌شوند، بگو آری سوگند به پروردگارم که برانگیخته خواهید شد، سپس از [حقیقت‌] آنچه کرده‌اید، آگاهتان کنند، و این بر خداوند آسان است‌///کافران پنداشتند که هرگز برانگیخته نخواهند شد، بگو: «آری به پروردگارم سوگند که همه شما (در قیامت) برانگیخته خواهید شد، سپس آنچه را عمل می‌کردید به شما خبر داده می‌شود، و این برای خداوند آسان است!»///پنداشتند آنان که کفر ورزیدند که هرگز برانگیخته نشوند بگو بلی سوگند به پروردگارم هر آینه برانگیخته شوید سپس آگاه شوید بدانچه کردید و آن است بر خدا آسان‌///کسانی که کافر شدند، پنداشتند که هرگز برانگیخته نخواهند شد. بگو: «آری، سوگند به پروردگارم، همانا به‌راستی برانگیخته خواهید شد. سپس شما همواره به آنچه کرده‌اید بی‌چون خبری مهم داده خواهید شد و این تنها بر خدا آسان است.» quran_en_fa Believe, therefore, in Allah and His Messenger, and in the Light which we have sent down. And Allah is well acquainted with all that ye do. پس به خدا و پیامبرش و نوری که نازل کردیم، ایمان آورید و خدا به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///پس به خدا و پیامبرش و نوری که نازل کردیم، ایمان آورید و خدا به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.///پس به خدا و پیامبرش و این نور که نازل کرده‌ایم ایمان بیاورید. و خدا به کارهایى که مى‌کنید آگاه است.///پس به خدا و رسول او و نورى که فرو فرستاده‌ایم ایمان بیاورید، و خدا به آنچه مى‌کنید آگاه است///پس به خدا و پیامبر او و آن نورى که ما فرو فرستادیم ایمان آورید، و خدا به آنچه مى‌کنید آگاه است.///پس، به خدا و پیامبرش و نورى [چون قرآن] که فروفرستادیم، ایمان آورید و [بدانید که] خداوند به آنچه مى‌کنید، آگاه است.///پس به خدا ایمان آرید و به رسول او و نور علم و حکمتی که (بندگان را در آیات قرآن) فرستاده‌ایم بگروید، و (بترسید که) خدا به هر چه کنید آگاه است.///پس به خداوند و پیامبر او و نوری که فرو فرستاده‌ایم ایمان آورید، و خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است‌///حال که چنین است، به خدا و رسول او و نوری که نازل کرده‌ایم ایمان بیاورید؛ و بدانید خدا به آنچه انجام می‌دهید آگاه است!///پس ایمان آرید به خدا و پیمبرش و روشنائی که فرستادیم و خدا است بدانچه کنید آگاه‌///پس به خدا و پیامبر او و آن نوری که ما فرو فرستادیم ایمان آورید و خدا به آنچه می‌کنید بسیار آگاه است. quran_en_fa The Day that He assembles you (all) for a Day of Assembly,- that will be a Day of mutual loss and gain (among you), and those who believe in Allah and work righteousness,- He will remove from them their ills, and He will admit them to Gardens beneath which Rivers flow, to dwell therein for ever: that will be the Supreme Achievement. [بی تردید برانگیخته می‌شوید در] روزی که شما را در روز اجتماع [که روز قیامت است] جمع می‌کند، آن روز، روز غبن و خسارت است؛ و هرکس به خدا ایمان بیاورد و کار شایسته انجام دهد، خدا گناهانش را از او محو می‌کند، و او را به بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، درمی آورد، در آنها جاودانه و همیشگی اند. این است کامیابی بزرگ.///[بی تردید برانگیخته می‌شوید در] روزی که شما را در روز اجتماع [که روز قیامت است] جمع می‌کند، آن روز، روز غبن و خسارت است؛ و هرکس به خدا ایمان بیاورد و کار شایسته انجام دهد، خدا گناهانش را از او محو می‌کند، و او را به بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، درمی آورد، در آنها جاودانه و همیشگی اند. این است کامیابی بزرگ.///روزى که همه شما را در محشر گرد آورد، آن روز روز مغبونى است. و هر که به خدا ایمان بیاورد و کار شایسته کند، گناهانش را مى‌ریزد و به بهشتهایى که در آن نهرها جارى است داخل کند. آنجا جاودانه خواهند بود. این کامیابى بزرگى است.///روزى که شما را براى روز حشر گرد مى‌آورد، آن روز، روز حسرت و زیان است. و هر کس به خدا ایمان بیاورد و کار شایسته کند، بدى‌هایش را از او بزداید و او را به باغ‌هایى که از پاى درختانش نهرها جارى است در آورد، که در آن جاودانه بمانند. این کامیابى بزرگ است///روزى که شما را براى روز گردآورى، گرد مى‌آورد، آن [روز]، روز حسرت [خوردن‌] است، و هر کس به خدا ایمان آورده، و کار شایسته‌اى کرده باشد، بدیهایش را از او بسترد، و او را در بهشتهایى که از زیر [درختان‌] آن جویبارها روان است درآورد. در آنجا بمانند. این است همان کامیابى بزرگ.///[یاد کن] روزى که خداوند شما را براى روز جمع شدن [در قیامت] گرد مى‌آورد. آن [روز]، روز حسرت و پشیمانى است و هر کس به خداوند ایمان آورد و کار شایسته کند، [خدا] بدى‌هایش را مى‌پوشاند و او را به بهشت‌هایى که از زیر [درختان] آنها نهرها جارى است، وارد مى‌کند. در آنجا جاودانه‌اند. این است رستگارى بزرگ.///(یاد آرید) روزی که خدا همه شما را به عرصه محشر (برای حساب) جمع می‌گرداند و آن روز روز غبن و پشیمانی (بدکاران) است. و هر که به خدا ایمان آرد و نیکوکار شود خدا گناهانش بپوشد و در باغهای بهشتی که زیر درختانش نهرها جاری است داخل گرداند که در آن بهشت ابدا جاودان متنعم باشند و این به حقیقت سعادت و رستگاری بزرگ خواهد بود.///روزی که برای روز محشر گردتان آورد، آن روز تغابن است و هر کس به خداوند ایمان آورد و نیکوکاری کند، گناهانش را از او می‌زداید، و او را به بوستانهایی که جویباران از فرودست آن جاری است، درآورد، که جاودانه در آن باشند، این رستگاری بزرگ است‌///این در زمانی خواهد بود که همه شما را در روز اجتماع [= روز رستاخیز] گردآوری می‌کند؛ آن روز روز تغابن است (روز احساس خسارت و پشیمانی)! و هر کس به خدا ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد، گناهان او را می‌بخشد و او را در باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است وارد می‌کند، جاودانه در آن می‌مانند؛ و این پیروزی بزرگ است!///روزی که گردآورد شما را برای روز گردآوردن آن است روز تغابن (بی‌بهره‌گی) و آنکه ایمان آرد به خدا و بکند کرداری شایسته بزداید از او بدیهایش را و درآردش باغهائی که روان است زیر آنها جویها جاودانان در آنها همیشه این است آن رستگاری بزرگ‌///هنگامی که شما را برای روز گردآوری (آخرت) گرد می‌آورد، آن (روز)، روز زیان‌باری و فریب‌خوردگی در میان شماست و هر کس به خدا ایمان آورد و کار شایسته‌ای کند، بدی‌هایش را از او بسترد، و او را در باغ‌هایی جاودانه (که) از زیر (درختان) شان نهرها روان است داخل کند. این است کامیابی بزرگ. quran_en_fa But those who reject Faith and treat Our Signs as falsehoods, they will be Companions of the Fire, to dwell therein for aye: and evil is that Goal. و آنان که کافر شدند و آیات ما را انکار کردند، اهل آتش اند و در آن جاودانه‌اند، و بد بازگشت گاهی است!///و آنان که کافر شدند و آیات ما را انکار کردند، اهل آتش اند و در آن جاودانه‌اند، و بد بازگشت گاهی است!///و آنان که کفر ورزیدند و آیات ما را تکذیب کردند اهل آتشند. در آن جاودانه‌اند و جهنم بد سرانجامى است.///و کسانى که کافر شده و آیات ما را تکذیب کردند اهل آتشند که در آن ماندگار خواند بود، و بد سر انجامى است///و کسانى که کفر ورزیده، و آیات ما را تکذیب کرده‌اند، آنان اهل آتشند [و] در آن ماندگار خواهند بود، و چه بد سرانجامى است.///و کسانى که کفر ورزیدند و آیات ما را تکذیب کردند، آنان اهل دوزخند. در آنجا جاودانه‌اند و چه بد سرانجامى است!///و آنان که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند آنها اهل آتش دوزخ و در آن جاودان مخلدند و آنجا بسیار بد منزلگاهی است.///و کسانی که به آیات ما کفر و انکار ورزیده‌اند، اینان دوزخیانند، جاودانه در آنند و بد سرانجامی است‌///اما کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند اصحاب دوزخند، جاودانه در آن می‌مانند، و (سرانجام آنها) سرانجام بدی است!///و آنان که کفر ورزیدند و تکذیب کردند آیتهای ما را آنانند یاران آتش جاودانان در آن و چه زشت است آن جایگاه‌///و کسانی که کافر شدند و با آیاتمان (همان‌ها و ما را) تکذیب کردند، آنان -جاودانه- همراهان آتشند. و چه بد سرانجامی است. quran_en_fa No kind of calamity can occur, except by the leave of Allah: and if any one believes in Allah, (Allah) guides his heart (aright): for Allah knows all things. هیچ مصیبتی جز به فرمان خدا نرسد. و هر کس به خدا ایمان بیاورد، خدا قلبش را [به حقایق] راهنمایی می‌کند؛ و خدا به همه چیز داناست.///هیچ مصیبتی جز به فرمان خدا نرسد. و هر کس به خدا ایمان بیاورد، خدا قلبش را [به حقایق] راهنمایی می‌کند؛ و خدا به همه چیز داناست.///هیچ مصیبتى جز به فرمان خدا به کسى نمى‌رسد. و هر که به خدا ایمان بیاورد، خدا قلبش را هدایت مى‌کند. و خدا به هر چیزى داناست.///هیچ مصیبتى جز به اذن خدا نرسد، و هر که به خدا ایمان آورد، قلب وى را هدایت کند، و خدا به هر چیزى داناست///هیچ مصیبتى جز به اذن خدا نرسد، و کسى که به خدا بگرود، دلش را به راه آورد، و خدا [ست که‌] به هر چیزى داناست.///هیچ مصیبتى به کسى نمی‌رسد، جز با اذن خدا و هر کس به خداوند ایمان آورد، او دلش را [به صبر و شکیبایى] هدایت می‌کند و خداوند به همه چیز داناست.///هیچ رنج و مصیبتی (به شما) نرسد مگر به فرمان خدا، و هر که به خدا ایمان آرد خدا دلش را (به مقام عالی رضا و تسلیم) هدایت کند و خدا به همه امور عالم داناست.///هیچ مصیبتی [به کسی‌] نرسد مگر به اذن الهی، و هر کس به خداوند ایمان آورد [او] دلش را هدایت کند، و خداوند به هر چیزی داناست‌///هیچ مصیبتی رخ نمی‌دهد مگر به اذن خدا! و هر کس به خدا ایمان آورد، خداوند قلبش را هدایت می‌کند؛ و خدا به هر چیز داناست!///نرسد پیش‌آمدی جز به دستور خدا و آنکه ایمان آرد به خدا رهبری کند دلش را و خدا است به همه چیز دانا///هیچ مصیبتی جز به اذن خدا نرسد، و هر که به خدا ایمان آورد دلش را به راه آورد. و خدا به هر چیزی بسی داناست. quran_en_fa So obey Allah, and obey His Messenger: but if ye turn back, the duty of Our Messenger is but to proclaim (the Message) clearly and openly. و از خدا اطاعت کنید و از پیامبر فرمان برید، و اگر روی برگردانید [بدانید که] بر عهده پیامبر فقط رساندن آشکار [پیام وحی] است.///و از خدا اطاعت کنید و از پیامبر فرمان برید، و اگر روی برگردانید [بدانید که] بر عهده پیامبر فقط رساندن آشکار [پیام وحی] است.///خدا را اطاعت کنید، و پیامبر را اطاعت کنید. پس اگر شما اعراض کنید، بر فرستاده ما وظیفه‌اى جز رسانیدن پیام آشکار نیست.///و خدا را فرمان برید و پیامبر را فرمان برید، پس اگر روى بگردانید، بر پیامبر ما فقط ابلاغ آشکار [پیام‌] است///و خدا را فرمان برید و پیامبر [او] را اطاعت نمایید، و اگر روى بگردانید، بر پیامبر ما فقط پیام‌رسانى آشکار است.///و خدا را اطاعت کنید و پیامبر را پیروى نمایید. پس اگر روى بگردانید، [بدانید که] بر رسول ما جز پیام‌رسانى آشکار [وظیفه‌ی دیگرى] نیست.///و فرمان خدا و هم اوامر رسول حق را اطاعت کنید که اگر روی بگردانید بر رسول ما جز تبلیغ رسالت (و اتمام حجت) با بیان روشن تکلیفی نخواهد بود.///و از خداوند اطاعت کنید، و از پیامبر [هم‌] اطاعت کنید، و اگر روی برتابید [بدانید که‌] بر پیامبر ما فقط پیام رسانی آشکار است‌///اطاعت کنید خدا را، و اطاعت کنید پیامبر را؛ و اگر روی‌گردان شوید، رسول ما جز ابلاغ آشکار وظیفه‌ای ندارد!///و فرمان برید خدا و فرمان برید پیمبر را پس اگر روی برتابید نباشد بر فرستاده ما جز رسانیدن آشکار///و خدا را فرمان برید و پیامبر (او) را پیروی کنید. پس اگر روی بگردانید، بر (عهده‌ی) پیامبرمان، فقط پیام‌رسانی روشنگر است. quran_en_fa Allah! There is no god but He: and on Allah, therefore, let the Believers put their trust. خداست که هیچ معبودی جز او نیست، پس مؤمنان فقط باید بر او توکل کنند.///خداست که هیچ معبودی جز او نیست، پس مؤمنان فقط باید بر او توکل کنند.///خداى یکتاست که هیچ خدایى جز او نیست. مؤمنان البته بر خداى یکتا توکل کنند.///خداوند [یکتا] معبودى جز او نیست، پس مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند///خدا [ست که‌] جز او معبودى نیست، و مؤمنان باید تنها بر خدا اعتماد کنند.///خداوند، [معبودى است] که جز او معبود دیگرى نیست و مؤمنان تنها بر او توکل می‌کنند.///خدای یکتاست که جز او خدایی نیست و تنها بر خدا اهل ایمان توکل باید کنند.///خداوند است که خدایی جز او نیست، و مؤمنان فقط بر خداوند باید توکل کنند///خداوند کسی است که هیچ معبودی جز او نیست، و مؤمنان باید فقط بر او توکل کنند!///خداوند نیست خدائی جز او و بر خدا باید توکل کنند مؤمنان‌///خدا (ست که) جز او معبودی نیست. پس مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند. quran_en_fa O ye who believe! Truly, among your wives and your children are (some that are) enemies to yourselves: so beware of them! But if ye forgive and overlook, and cover up (their faults), verily Allah is Oft-Forgiving, Most Merciful. ای اهل ایمان! به راستی برخی از همسران و فرزندانتان [به علت بازداشتن شما از اجرای فرمان‌های خدا و پیامبر] دشمن شمایند؛ بنابراین از [عمل به خواسته‌های بی جای] آنان [که مخالف احکام خداست] بپرهیزید، و اگر [از آزار و رنجی که به شما می‌دهند] چشم پوشی کنید و سرزنش کردن آنان را ترک نمایید و از آنان بگذرید [خدا هم شما را مورد الطاف بی کرانش قرار می‌دهد]؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///ای اهل ایمان! به راستی برخی از همسران و فرزندانتان [به علت بازداشتن شما از اجرای فرمان‌های خدا و پیامبر] دشمن شمایند؛ بنابراین از [عمل به خواسته‌های بی جای] آنان [که مخالف احکام خداست] بپرهیزید، و اگر [از آزار و رنجی که به شما می‌دهند] چشم پوشی کنید و سرزنش کردن آنان را ترک نمایید و از آنان بگذرید [خدا هم شما را مورد الطاف بی کرانش قرار می‌دهد]؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، بعضى از زنان و فرزندانتان دشمن شما هستند. از آنها حذر کنید. و اگر عفو کنید و چشم بپوشید و گناهشان پوشیده دارید، خدا آمرزنده و مهربان است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! بى‌تردید برخى از همسران شما و فرزندانتان [به خاطر ایمانتان‌] دشمن شمایند، از آنها برحذر باشید. و اگر [از خلاف آنها] در گذرید و چشم بپوشید و ببخشایید، بى‌گمان خدا آمرزنده‌ى مهربان است///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، در حقیقت برخى از همسران شما و فرزندان شما دشمن شمایند، از آنان بر حذر باشید، و اگر ببخشایید و درگذرید و بیامرزید، به راستى خدا آمرزنده مهربان است.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! برخى از همسران و فرزندانتان براى شما دشمنند، [و شما را از راه خدا بازمى‌دارند.] پس از آنان بر حذر باشید و اگر [از آزار و رنجى که به شما مى‌دهند،] چشم بپوشید و سرزنش آنان را ترک کنید و از آنان بگذرید، پس [بدانید که] خداوند آمرزنده‌ی مهربان است.///الا ای اهل ایمان، زنان و فرزندان شما هم برخی (که شما را از طاعت و جهاد و هجرت در دین باز دارند) دشمن شما هستند، از آنان حذر کنید، و اگر (از عقاب آنها پس از توبه آنان) عفو و آمرزش و چشم‌پوشی کنید خدا هم (در حق همه شما) بسیار آمرزنده و مهربان است.///ای مؤمنان بی‌گمان از میان همسران و فرزندانتان بعضی دشمن شما هستند، از آنان بر حذر باشید، و اگر گذشت و بخشایش پیشه کنید و درگذرید، خداوند هم آمرزگار مهربان است‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بعضی از همسران و فرزندانتان دشمنان شما هستند، از آنها برحذر باشید؛ و اگر عفو کنید و چشم بپوشید و ببخشید، (خدا شما را می‌بخشد)؛ چرا که خداوند بخشنده و مهربان است!///ای آنان که ایمان آوردید هر آینه از زنان شما و فرزندان شما دشمنی است شما را پس بترسیدشان و اگر درگذرید و چشم‌پوشی کنید و بیامرزید همانا خدا است آمرزنده مهربان‌///هان ای کسانی که ایمان آوردید! بی‌گمان برخی از همسرانتان و فرزندانتان دشمنان شمایند. پس از آنان بر حذر باشید و اگر ببخشایید و (از آنان) روی بگردانید و پوشش نهید (بهتر است). به‌راستی خدا بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa Your riches and your children may be but a trial: but in the Presence of Allah, is the highest, Reward. اموال و فرزندانتان فقط وسیله آزمایش اند، و خداست که پاداشی بزرگ نزد اوست.///اموال و فرزندانتان فقط وسیله آزمایش اند، و خداست که پاداشی بزرگ نزد اوست.///جز این نیست که اموال و اولاد شما آزمایشى هستند. و حال آنکه مزد فراوان نزد خداست.///اموال شما و فرزندانتان صرفا [وسیله‌] آزمایشند، و پاداش بزرگ نزد خداوند است///اموال شما و فرزندانتان صرفا [وسیله‌] آزمایشى [براى شما] یند، و خداست که نزد او پاداشى بزرگ است.///همانا اموال و فرزندان شما وسیله‌ی آزمایشند و خداوند است که پاداش بزرگ نزد اوست.///به حقیقت، اموال و فرزندان شما اسباب فتنه و امتحان شما هستند (چندان به آنها دل نبندید) و (بدانید که) نزد خدا اجر عظیم (بهشت ابد) خواهد بود.///همانا اموال و اولاد شما مایه آزمون [و دردسر] اند، و پاداش بیکران فقط نزد خداوند است‌///اموال و فرزندانتان فقط وسیله آزمایش شما هستند؛ و خداست که پاداش عظیم نزد اوست!///جز این نیست که خواسته‌های شما و فرزندان شما آزمایشی است و خدا نزد او است پاداشی بزرگ‌///اموالتان و فرزندانتان تنها وسیله‌ی آزمایشی آتشینند، و خداست که نزد او پاداشی بزرگ است. quran_en_fa So fear Allah as much as ye can; listen and obey and spend in charity for the benefit of your own soul and those saved from the covetousness of their own souls,- they are the ones that achieve prosperity. بنابراین به اندازه استطاعتی که دارید از خدا پروا کنید و [دعوت حق را] بشنوید و اطاعت نمایید و انفاق کنید که برای شما بهتر است؛ و کسانی که خود را از بخل و حرص بازدارند آنان رستگارند.///بنابراین به اندازه استطاعتی که دارید از خدا پروا کنید و [دعوت حق را] بشنوید و اطاعت نمایید و انفاق کنید که برای شما بهتر است؛ و کسانی که خود را از بخل و حرص بازدارند آنان رستگارند.///تا توانید از خدا بترسید و گوش فرا دارید و اطاعت کنید و به سود خود از مالتان انفاق کنید. و آنان که از حرص نفس خویش در امان مانده‌اند رستگارند.///پس تا مى‌توانید از خدا پروا کنید و بشنوید و اطاعت کنید، و انفاق نمایید که براى خودتان بهتر است. و هر که از حرص و آز نفس خویش نگاه داشته شود، چنین کسانى رستگار خواهند بود///پس تا مى‌توانید از خدا پروا بدارید و بشنوید و فرمان ببرید، و مالى براى خودتان [در راه خدا] انفاق کنید، و کسانى که از خست نفس خویش مصون مانند، آنان رستگارانند.///پس هر قدر مى‌توانید، از خداوند پروا کنید و [سخن او را] بشنوید و اطاعت کنید و انفاق کنید که براى شما بهتر است و کسانى که از شر بخل و آز نفس خویش در امان بمانند، آنان همان رستگارانند.///پس تا بتوانید خدا ترس و پرهیزکار باشید و (سخن حق) بشنوید و اطاعت کنید و از مال خود برای (ذخیره آخرت) خویش (به فقیران) انفاق کنید. و کسانی که از خوی لئامت و بخل نفس خود محفوظ مانند آنها به حقیقت رستگاران عالمند.///تا آنجا که بتوانید از خداوند پروا کنید و [حق را] بشنوید و اطاعت پیشه کنید و به انفاق بپردازید که به خیر خودتان است، و کسانی که از آزمندی نفس خویش در امان مانند رستگارند///پس تا می‌توانید تقوای الهی پیشه کنید و گوش دهید و اطاعت نمایید و انفاق کنید که برای شما بهتر است؛ و کسانی که از بخل و حرص خویشتن مصون بمانند رستگارانند!///پس بترسید خدا را هر آنچه بتوانید و بشنوید و فرمانبرداری کنید و بخشایش کنید بهتر است برای شما و آنکو نگهداشته شود بخل‌ورزی خویش را همانا آنانند رستگاران‌///پس تا می‌توانید از خدا پروا بدارید و بشنوید و فرمان ببرید و آنچه را برایتان خیر است (در راه خدا) انفاق کنید و کسی که خست نفسش نگهبانی شود، همانان رستگارکنندگانند. quran_en_fa If ye loan to Allah, a beautiful loan, He will double it to your (credit), and He will grant you Forgiveness: for Allah is most Ready to appreciate (service), Most Forbearing,- اگر به خدا وام نیکو دهید، آن را برای شما دو چندان می‌کند و شما را می‌آمرزد و خدا عطا کننده پاداش فراوان در برابر عمل اندک می‌باشد و بردبار است.///اگر به خدا وام نیکو دهید، آن را برای شما دو چندان می‌کند و شما را می‌آمرزد و خدا عطا کننده پاداش فراوان در برابر عمل اندک می‌باشد و بردبار است.///اگر به خدا قرض‌الحسنه دهید برایتان دو برابرش خواهد کرد. و شما را مى‌آمرزد که او شکرپذیرنده و بردبار است.///اگر خدا را قرض الحسنه دهید، آن را براى شما دو چندان مى‌گرداند و بر شما مى‌بخشاید، و خداوند بسیار قدرشناس و بردبار است///اگر خدا را وامى نیکو دهید، آن را براى شما دو چندان مى‌گرداند و بر شما مى‌بخشاید، و خدا [ست که‌] سپاس‌پذیر بردبار است.///اگر به خداوند وام دهید، وامى نیکو، آن را براى شما چندین برابر مى‌کند و شما را مى‌آمرزد و خداوند سپاسگزار بردبار است.///اگر به خدا (یعنی بندگان محتاج خدا) قرض نیکو دهید خدا برای شما چندین برابر گرداند و هم از گناه شما در گذرد و خدا بر شکر و احسان خلق نیکو پاداش دهنده است و (بر گناهشان) بسیار بردبار است.///اگر در راه خداوند قرض‌الحسنه دهید، برای شما [اجرش را] دو چندان کند و شما را بیامرزد، و خداوند قدردان بردبار است‌///اگر به خدا قرض‌الحسنه دهید، آن را برای شما مضاعف می‌سازد و شما را می‌بخشد؛ و خداوند شکرکننده و بردبار است!///اگر وام دهید خدا را وامی نکو بیفزایدش برای شما و بیامرزد شما را و خدا است سپاسگزار بردبار///اگر خدا را وامی نیکو دهید، آن را برایتان افزون می‌گرداند و برای شما می‌پوشاند. و خدا بسی شکرگزار بسیار بردبار است. quran_en_fa Knower of what is open, Exalted in Might, Full of Wisdom. دانای نهان و آشکار و توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///دانای نهان و آشکار و توانای شکست ناپذیر و حکیم است.///داناى نهان و آشکار است، پیروزمند و حکیم است.///داناى نهان و آشکار و مقتدر حکیم است///داناى نهان و آشکار [و] ارجمند سنجیده‌کار است.///دانای پنهان و آشکار و نفوذناپذیر حکیم است.///او دانای عوالم غیب و شهود و سلطان مقتدر ملک وجود و آگاه از صلاح نظام آفرینش است.///دانای پنهان و پیدا [و] پیروزمند فرزانه است‌///او دانای پنهان و آشکار است؛ و او عزیز و حکیم است!///دانای نهان و هویدا عزتمند حکیم‌///دانای نهان و آشکار و عزیز حکیم است. quran_en_fa O Prophet! When ye do divorce women, divorce them at their prescribed periods, and count (accurately), their prescribed periods: And fear Allah your Lord: and turn them not out of their houses, nor shall they (themselves) leave, except in case they are guilty of some open lewdness, those are limits set by Allah: and any who transgresses the limits of Allah, does verily wrong his (own) soul: thou knowest not if perchance Allah will bring about thereafter some new situation. ای پیامبر! زمانی که خواستید زنان را طلاق دهید، آنان را در زمان عده [آن زمانی که از عادت پاک شده و با همسر آمیزش نکرده باشند] طلاق دهید و حساب عده را نگه دارید، و از خدا پروردگارتان پروا کنید، و آنان را [در مدتی که عده خود را می‌گذرانند] از خانه هایشان بیرون مکنید، و آنان هم [در مدت عده] بیرون نروند مگر اینکه مرتکب عمل زشت آشکاری شوند [که در آن صورت بیرون کردنشان از خانه بی مانع است]. این حدود خداست؛ و هر که از حدود تجاوز کند، یقینا به خودش ستم ورزیده است. تو نمی‌دانی شاید خدا پس از این [در عده طلاق،] کاری پدید آورد [تا وسیله صلح و سازشی میان آنان شود.]///ای پیامبر! زمانی که خواستید زنان را طلاق دهید، آنان را در زمان عده [آن زمانی که از عادت پاک شده و با همسر آمیزش نکرده باشند] طلاق دهید و حساب عده را نگه دارید، و از خدا پروردگارتان پروا کنید، و آنان را [در مدتی که عده خود را می‌گذرانند] از خانه هایشان بیرون مکنید، و آنان هم [در مدت عده] بیرون نروند مگر اینکه مرتکب عمل زشت آشکاری شوند [که در آن صورت بیرون کردنشان از خانه بی مانع است]. این حدود خداست؛ و هر که از حدود تجاوز کند، یقینا به خودش ستم ورزیده است. تو نمی‌دانی شاید خدا پس از این [در عده طلاق،] کاری پدید آورد [تا وسیله صلح و سازشی میان آنان شود.]///اى پیامبر، اگر زنان را طلاق مى‌دهید به وقت عده طلاقشان دهید. و شمار عده را نگه دارید. و از خداى یکتا پروردگارتان بترسید. و آنان را از خانه‌هایشان بیرون مکنید. و از خانه بیرون نروند مگر آنکه به آشکارا مرتکب کارى زشت شوند. اینها احکام خداوند است، و هر که از آن تجاوز کند به خود ستم کرده است. تو چه دانى، شاید خدا از این پس امرى تازه پدید آورد.///اى پیامبر! چون زنان را طلاق دهید، آنها را به وقت عده‌شان [پس از پاک شدن از حیض‌] طلاق دهید و حساب عده را نگه دارید و از خدا، پروردگارتان بترسید. آنها را [در دوران عده‌] از خانه‌هایشان بیرون نکنید و [آنها هم‌] بیرون نروند، مگر آن که مرتکب کار زشت آشکار///اى پیامبر، چون زنان را طلاق گویید، در [زمان‌بندى‌] عده آنان طلاقشان گویید و حساب آن عده را نگه دارید، و از خدا، پروردگارتان بترسید. آنان را از خانه‌هایشان بیرون مکنید، و بیرون نروند مگر آنکه مرتکب کار زشت آشکارى شده باشند. این است احکام الهى. و هر کس از مقررات خدا [پاى‌] فراتر نهد، قطعا به خودش ستم کرده است. نمى‌دانى، شاید خدا پس از این، پیشامدى پدید آورد.///اى پیامبر! چون خواهید زنان را طلاق دهید، در زمان عده­شان، طلاق دهید و حساب [ایام] عده را نگه دارید و از [نافرمانی] خدایى که پروردگار شماست، پروا کنید. [در ایام عده،] نه شما آنان را از خانه‌هایشان بیرون کنید و نه آنان بیرون روند، مگر آن که مرتکب کار زشت آشکارى شوند، [که بیرون‌کردنشان از خانه جایز است.] این [دستورات]، حدود خداست و هر کس از حدود الهى تجاوز کند، به خویش ستم کرده است. تو نمى‌دانى، شاید خداوند بعد از این، امر تازه‌اى پدید آورد [تا وسیله‌ی صلح و سازش میان آنان شود.]///الا ای پیغمبر گرامی (امت را بگو) هر گاه زنان را طلاق دهید به وقت عده آنها (یعنی در زمان پاکی از خون حیض که در آن پاکی هم نزدیکی با آنها نکرده‌اید) طلاق دهید و زمان عده را (مدت سه پاکی) بشمارید، و از خدا که آفریننده شماست بترسید. و آن زنان را (تا در عده‌اند) از خانه بیرون مکنید و آنان نیز (بدون ضرورت) بیرون نروند مگر آنکه کار زشتی آشکار مرتکب شوند. و این احکام حدود شرع خداست و هر کس از حدود الهی تجاوز کند به خویشتن ستم کرده است. تو ندانی شاید خدا (پس از طلاق) کاری از نو پدید آرد (یعنی میل رجوع در شما حادث گرداند).///ای پیامبر، چون خواهید زنان را طلاق گویید، از هنگامی که عده‌شان آغاز تواند شد [طهر غیر مواقعه‌]، طلاق دهید، و حساب عده را نگه دارید، و از خداوند، پروردگارتان، پروا کنید، آنان را از خانه‌هایشان بیرون مکنید، و خودشان هم بیرون نروند، مگر آنکه مرتکب کار ناشایست آشکاری شوند، و این احکام الهی است و هر کس از [حد و مرز] احکام الهی تجاوز کند، به راستی در حق خود ستم روا داشته است، ندانی باشد که خداوند بعد از این کاری تازه پدید آورد///ای پیامبر! هر زمان خواستید زنان را طلاق دهید، در زمان عده، آنها را طلاق گویید [= زمانی که از عادت ماهانه پاک شده و با همسرشان نزدیکی نکرده باشند]، و حساب عده را نگه دارید؛ و از خدایی که پروردگار شماست بپرهیزید؛ نه شما آنها را از خانه‌هایشان بیرون کنید و نه آنها (در دوران عده) بیرون روند، مگر آنکه کار زشت آشکاری انجام دهند؛ این حدود خداست، و هر کس از حدود الهی تجاوز کند به خویشتن ستم کرده؛ تو نمی‌دانی شاید خداوند بعد از این، وضع تازه (و وسیله اصلاحی) فراهم کند!///ای پیمبر هر گاه طلاق گفتید زنان را پس طلاقشان گوئید برای عده آنان و بشمرید عده را و بترسید خدا را پروردگار خویش برونشان نرانید از خانه‌های خویش و برون نروند مگر آنکه بیارند فحشائی آشکار و این است مرزهای خدا و آنکه بگذرد از مرزهای خدا همانا ستم کرده است خویش را ندانی شاید خدا پدید آرد پس از این کاری را///هان ای پیامبر برجسته! چون زنان را طلاق گویید، پس از (زمان‌بندی) عده‌ی آنان طلاقشان گویید و حساب عده را نگه دارید. و خدا - پروردگارتان - را پروا بدارید. آنان را از خانه‌هاشان بیرون مرانید و آنها هم از خانه‌هاشان بیرون نروند، مگر آنکه مرتکب فحشایی آشکارگر گردند. و این است مرزبندی‌های الهی و هر کس از مرزهای خدا پای فراتر نهد، بی‌چون به خودش ستم کرده. نمی‌دانی، شاید خدا پس از این، جریانی (خوشایند) پدید آورد. quran_en_fa Thus when they fulfil their term appointed, either take them back on equitable terms or part with them on equitable terms; and take for witness two persons from among you, endued with justice, and establish the evidence (as) before Allah. Such is the admonition given to him who believes in Allah and the Last Day. And for those who fear Allah, He (ever) prepares a way out, و چون به پایان زمان [عده] نزدیک شدند، آنان را [با رجوع به زوجیت] به صورتی شایسته [که رعایت همه حقوق همسرداری است] نگه دارید یا از آنان به طرزی شایسته [که پرداخت همه حقوق شرعیه اوست] جدا شوید، و [هنگام جدایی،] دو عادل از خودتان را گواه [طلاق] گیرید. [و شما ای گواهان!] گواهی را برای خدا اقامه کنید. به وسیله این [حقایق] به کسی که همواره به خدا و روز قیامت ایمان دارد، اندرز داده می‌شود و هر که از خدا پروا کند، خدا برای او راه بیرون شدن [از مشکلات و تنگناها را] قرار می‌دهد.///و چون به پایان زمان [عده] نزدیک شدند، آنان را [با رجوع به زوجیت] به صورتی شایسته [که رعایت همه حقوق همسرداری است] نگه دارید یا از آنان به طرزی شایسته [که پرداخت همه حقوق شرعیه اوست] جدا شوید، و [هنگام جدایی،] دو عادل از خودتان را گواه [طلاق] گیرید. [و شما ای گواهان!] گواهی را برای خدا اقامه کنید. به وسیله این [حقایق] به کسی که همواره به خدا و روز قیامت ایمان دارد، اندرز داده می‌شود و هر که از خدا پروا کند، خدا برای او راه بیرون شدن [از مشکلات و تنگناها را] قرار می‌دهد.///و چون به پایان مدت رسیدند، یا به وجهى نیکو نگاهشان دارید یا به وجهى نیکو از آنها جدا شوید و دو تن عادل از خودتان را به شهادت گیرید. و براى خدا شهادت را به راستى ادا کنید. هر که را به خدا و روز قیامت ایمان دارد، اینچنین اندرز مى‌دهند. و هر که از خدا بترسد، براى او راهى براى بیرون‌شدن قرار خواهد داد،///پس چون به آخر عده‌شان رسیدند، یا به شایستگى نگاهشان دارید و یا به شایستگى از آنها جدا شوید، و دو تن عادل از خودتان را گواه بگیرید و شهادت را براى خدا به پا دارید. با این [دستورات‌] کسى که به خدا و روز رستاخیز ایمان دارد موعظه مى‌شود. و هر که از خدا پ///پس چون عده آنان به سر رسید، [یا] به شایستگى نگاهشان دارید، یا به شایستگى از آنان جدا شوید، و دو تن [مرد] عادل را از میان خود گواه گیرید، و گواهى را براى خدا به پا دارید. این است اندرزى که به آن کس که به خدا و روز بازپسین ایمان دارد، داده مى‌شود، و هر کس از خدا پروا کند، [خدا] براى او راه بیرون‌شدنى قرار مى‌دهد.///پس چون به پایان مدت [عده] نزدیک شدند، یا [با رجوع به آنان،] به طرز شایسته و پسندیده‌اى نگاهشان دارید و یا [با پرداخت مهریه و سایر حقوق،] به طرز شایسته‌اى از آنان جدا شوید و [هنگام طلاق،] دو [شاهد] عادل از میان خود گواه بگیرید و گواهى را براى خدا به­پا دارید. هر کس که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، این­گونه پند داده مى‌شود و هر کس که از خدا پروا کند، خداوند براى او راه بیرون شدن و رهایى [از مشکلات و تنگناها را] قرار مى‌دهد،///آن‌گاه که (نزدیک است) مدت عده را به پایان رسانند باز یا به نیکویی نگاهشان دارید یا به خوشرفتاری رهاشان کنید و نیز (بر طلاق آنها) دو مرد مسلمان عادل گواه گیرید، و (شما شاهدان نیز) برای خدا شهادت را برپا کنید. بدین وعظ الهی آن کس که به خدا و روز قیامت ایمان آورد پند داده می‌شود، و هر کس خدا ترس و پرهیزکار شود خدا راه بیرون شدن (از عهده گناهان و بلا و حوادث سخت عالم) را بر او می‌گشاید.///پس چون به پایان عده‌شان نزدیک شوند، یا به نیکویی نگاهشان دارید [و رجوع کنید]، یا با خیر و خوشی از آنان جدا شوید، و [بر این کار] دو [شاهد] عادل از میان خودتان را شاهد بگیرید، و شهادت را برای خداوند برپا دارید، این است که هر کس به خداوند و روز بازپسین ایمان دارد، بدان اندرز داده شود، و هر کس که از خداوند پروا [و پارسایی پیشه‌] کند، [خداوند] برای او بیرون‌شدی بگذارد///و چون عده آنها سرآمد، آنها را بطرز شایسته‌ای نگه دارید یا بطرز شایسته‌ای از آنان جدا شوید؛ و دو مرد عادل از خودتان را گواه گیرید؛ و شهادت را برای خدا برپا دارید؛ این چیزی است که مؤمنان به خدا و روز قیامت به آن اندرز داده می‌شوند! و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند،///تا گاهی که رسیدند سرآمد خویش را پس نگاهشان دارید به خوشی یا دوری گزینید از ایشان به خوشی و گواه گیرید دو تن عدالتمند را از شما و بپای دارید گواهی را برای خدا بدین اندرز داده شود آنکو ایمان آرد به خدا و روز آخر و آنکه بترسد خدا را نهد برایش برون‌شدنگاهی‌///پس هنگامی که عده‌ی آنان سر رسید به شایستگی (پیش از پایان آن) نگاهشان دارید، یا به شایستگی از آنان جدا شوید و دو مرد عادل را از میان خود (بر طلاق یا رجوع) گواه گیرید و این گواهی را برای خدا به پا دارید. این است اندرزی که - به هر کس که به خدا و روز بازپسین ایمان می‌آورده - داده می‌شود. و هر کس از خدا پروا کند، خدا برای او راه بیرون‌شدنی (از گرفتاری‌ها) قرار می‌دهد، quran_en_fa And He provides for him from (sources) he never could imagine. And if any one puts his trust in Allah, sufficient is (Allah) for him. For Allah will surely accomplish his purpose: verily, for all things has Allah appointed a due proportion. و او را از جایی که گمان نمی‌برد روزی می‌دهد، و کسی که بر خدا توکل کند، خدا برایش کافی است، [و] خدا فرمان و خواسته‌اش را [به هر کس که بخواهد] می‌رساند؛ یقینا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است.///و او را از جایی که گمان نمی‌برد روزی می‌دهد، و کسی که بر خدا توکل کند، خدا برایش کافی است، [و] خدا فرمان و خواسته‌اش را [به هر کس که بخواهد] می‌رساند؛ یقینا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است.///و از جایى که گمانش را ندارد روزى‌اش مى‌دهد. و هر که بر خدا توکل کند، خدا او را کافى است. خدا کار خود را به اجرا مى‌رساند و هر چیز را اندازه‌اى قرار داده است.///و او را از جایى که گمان نمى‌برد روزى مى‌دهد. و هر کس بر خدا توکل کند او براى وى کافى است. همانا خدا [به ثمر] رساننده‌ى امر خویش است. بى‌تردید خدا براى هر چیزى اندازه‌اى نهاده است///و از جایى که حسابش را نمى‌کند، به او روزى مى‌رساند، و هر کس بر خدا اعتماد کند او براى وى بس است. خدا فرمانش را به انجام‌رساننده است. به راستى خدا براى هر چیزى اندازه‌اى مقرر کرده است.///و او را از جایى که گمان ندارد، روزى مى‌دهد و هر کس بر خدا توکل کند، او برایش بس است. خداوند فرمان خود را [به انجام] مى‌رساند. همانا خداوند براى هر چیز اندازه‌اى نهاده است.///و از جایی که گمان نبرد به او روزی عطا کند، و هر که بر خدا توکل کند خدا او را کفایت خواهد کرد که خدا امرش را نافذ و روان می‌سازد و بر هر چیز قدر و اندازه‌ای مقرر داشته است (و به هیچ تدبیری سر از تقدیرش نتوان پیچید).///و او را از جایی که گمان نمی‌برد، روزی رساند، و هر کس بر خداوند توکل کند، همو وی را کافی است، بی‌گمان خداوند سررشته‌دار کار خویش است، به راستی که خداوند برای هر چیز اندازه‌ای نهاده است‌///و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد؛ و هر کس بر خدا توکل کند، کفایت امرش را می‌کند؛ خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند؛ و خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است!///و روزیش دهد از آنجا که در شمار نیارد و آنکو توکل کند بر خدا پس باشدش همانا خدا است رسنده کار او هر آینه نهاده است خدا برای هر چیزی اندازه‌ای‌///و از جایی که حسابش را نمی‌کند، (خدا) روزیش می‌دهد. و هر کس بر خدا توکل کند، پس (هم) او برایش بس است. خدا کار و فرمانش را انجام‌دهنده است. به‌راستی خدا برای هر چیزی ارزش و اندازه‌ای قرار داده است. quran_en_fa Such of your women as have passed the age of monthly courses, for them the prescribed period, if ye have any doubts, is three months, and for those who have no courses (it is the same): for those who carry (life within their wombs), their period is until they deliver their burdens: and for those who fear Allah, He will make their path easy. و از زنان شما آنانی که از عادت ماهیانه ناامیدند، اگر شک دارید [که به سبب رسیدن به سن یائسگی یا عاملی دیگر است] عده آنان [پس از طلاق] سه ماه است. و [هم چنین عده] زنانی که [با وجود سن معمولی] عادت نشده‌اند [سه ماه است] و [پایان] عده زنان باردار، روزی است که وضع حمل می‌کنند. و هر که از خدا پروا کند برای او در کارش آسانی قرار می‌دهد.///و از زنان شما آنانی که از عادت ماهیانه ناامیدند، اگر شک دارید [که به سبب رسیدن به سن یائسگی یا عاملی دیگر است] عده آنان [پس از طلاق] سه ماه است. و [هم چنین عده] زنانی که [با وجود سن معمولی] عادت نشده‌اند [سه ماه است] و [پایان] عده زنان باردار، روزی است که وضع حمل می‌کنند. و هر که از خدا پروا کند برای او در کارش آسانی قرار می‌دهد.///اگر در تردید هستید، از میان زنانتان آنهایى که از حیض مأیوس شده‌اند و آنهایى که هنوز حیض نشده‌اند عده‌شان سه ماه است. و عده زنان آبستن همان وضع حمل است. و هر که از خدا بترسد، خدا کارش را آسان خواهد کرد.///و از زنان شما آنهایى که از عادت ماهانه مأیوس شده‌اند، اگر در وضع آنها [از نظر باردارى و عوارض دیگر] شک دارید، عده‌ى آنها سه ماه است، و زنانى که [با وجود اقتضاى سن‌] عادت ماهانه ندیده‌اند [نیز عده‌شان سه ماه است‌]. و زنان باردار مدتشان این است که وض///و آن زنان شما که از خون‌دیدن [ماهانه‌] نومیدند، اگر شک دارید [که خون مى‌بینند یا نه؟] عده آنان سه ماه است، و [دخترانى‌] که [هنوز] خون ندیده‌اند [نیز عده‌شان سه ماه است‌]، و زنان آبستن مدتشان این است که وضع حمل کنند، و هر کس از خدا پروا دارد [خدا] براى او در کارش تسهیلى فراهم سازد.///و زنانى که از عادت ماهانه مأیوسند، اگر در وضع آنان شک کنید [که این امر به خاطر سن است یا بیمارى یا باردارى]، پس عده‌ی آنان سه ماه است و هم چنین است حکم زنانى که حیض ندیده‌اند، [با آن که در سن حیض هستند.] و [پایان] عده‌ی زنان باردار، زایمان آنهاست و هر کس از خدا پروا کند، خداوند براى او در کارش آسانى پدید مى‌آورد.///و از زنان شما آنان که از حیض (و فرزند، به ظاهر) نومیدند اگر باز شک (در تحقق سن یأسشان) دارید عده (طلاق) آنان سه ماه است و نیز زنانی که حیض ندیده (لیکن در سن حیض باشند آنها هم سه ماه عده نگه دارند)، و زنان حامله مدت عده‌شان تا وقت زاییدن است. و هر که متقی و خداترس باشد خدا (مشکلات) کار او را آسان می‌گرداند.///و کسانی از زنان شما که از حیض مایوسند، اگر در کارشان شک دارید، بدانید که عده آنان سه ماه [/سه پاکی‌] است، همچنین [است امر] زنانی که حیض ندیده‌اند، و بارداران، سرآمد عده‌شان این است که وضع حمل کنند، و هر کس از خداوند پرواکند، در کارش آسانی پدید آورد///و از زنانتان، آنان که از عادت ماهانه مأیوسند، اگر در وضع آنها (از نظر بارداری) شک کنید، عده آنان سه ماه است، و همچنین آنها که عادت ماهانه ندیده‌اند؛ و عده زنان باردار این است که بار خود را بر زمین بگذارند؛ و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند کار را بر او آسان می‌سازد!///و آنان که نومید شدند از خون دیدن از زنان شما اگر شک آوردید پس عده ایشان سه ماه است و آنان که حیض نشدند (خون ندیدند) و زنان باردار سرآمد ایشان آن است که نهند بار خود را و آنکو بترسد خدا را قرار دهد برای او از کارش گشایشی‌///و آن زنان که از خون حیض (ماهانه) نومیدند، اگر شک دارید (که خون حیضی خواهند دید یا نه،) عده‌ی آنان سه ماه است و دخترانی (هم) که هنوز خون حیض ندیده‌اند (در حالی‌که در سن خون دیدن‌اند نیز عده‌شان سه ماه است) و زنان باردار سرآمد (عده‌) شان این است که وضع حمل کنند. و هر کس از خدا پروا بدارد خدا برایش از کارش آسانی‌‌ای می‌نهد. quran_en_fa That is the Command of Allah, which He has sent down to you: and if any one fears Allah, He will remove his ills, from him, and will enlarge his reward. این حقایق بیان شده احکام خداست که آنها را به سوی شما نازل کرده است؛ و هر کس از خدا پروا کند، گناهانش را از او محو می‌کند و پاداش او را بزرگ می‌دارد.///این حقایق بیان شده احکام خداست که آنها را به سوی شما نازل کرده است؛ و هر کس از خدا پروا کند، گناهانش را از او محو می‌کند و پاداش او را بزرگ می‌دارد.///این فرمان خداست که بر شما نازل کرده است. و هر که از خدا بترسد، گناهانش را از او مى‌زداید و او را پاداشى بزرگ مى‌دهد.///این فرمان خداست که آن را به سوى شما فرو فرستاده است و هر کس از خدا پروا کند، بدى‌هایش را از او بزداید و پاداش او را بزرگ سازد///این است فرمان خدا که آن را به سوى شما فرستاده است؛ و هر کس از خدا پروا کند، بدیهایش را از او بزداید و پاداشش را بزرگ گرداند.///این فرمان خداوند است که آن را به سوى شما فروفرستاده است و هر کس از خدا پروا کند، خداوند بدى‌هایش را مى‌زداید و اجرش را بزرگ مى‌گرداند.///این احکام فرمان خداست که به شما نازل کرد و هر که از خدا بترسد خدا گناهانش بپوشد و او را پاداش بزرگ (بهشت ابد) عطا کند.///این امر الهی است که به سوی شما نازلش کرده است، و هر کس از خداوند پرواکند، گناهانش را از او می‌زداید و پاداش او را بزرگ گرداند///این فرمان خداست که بر شما نازل کرده؛ و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند گناهانش را می‌بخشد و پاداش او را بزرگ می‌دارد!///این است امر خدا که فرستادش بسوی شما و آنکو بترسد خدا را بسترد از او گناهانش را و بزرگ کند برایش پاداش را///این است فرمان خدا که آن را سویتان فرستاده است‌. و هر کس از خدا پروا کند، بدی‌های کوچکش را از او بزداید، و پاداشش را بزرگ گرداند. quran_en_fa Let the women live (in 'iddat) in the same style as ye live, according to your means: Annoy them not, so as to restrict them. And if they carry (life in their wombs), then spend (your substance) on them until they deliver their burden: and if they suckle your (offspring), give them their recompense: and take mutual counsel together, according to what is just and reasonable. And if ye find yourselves in difficulties, let another woman suckle (the child) on the (father's) behalf. زنان طلاق داده را [تا پایان عده] به اندازه توانگری خود آنجا سکونت دهید که خود سکونت دارید و به آنان [در نفقه و مسکن] آسیب و زیان نرسانید تا زندگی را بر آنان سخت و دشوار کنید [و آنان مجبور به ترک خانه شوند]، و اگر باردار باشند، هزینه آنان را تا زمانی که وضع حمل کنند، بپردازید و اگر [پس از جدایی،] کودک شما را شیر دادند، اجرتشان را بدهید، و در میان خود [درباره فرزند] به نیکی و شایستگی مشورت کنید [تا به توافقی عادلانه برسید و در نتیجه به حق زن و شوهر و فرزند زیانی نرسد] و اگر [کارتان در این زمینه] با یکدیگر به سختی کشید [و نهایتا به توافق نرسیدید،] زنی دیگر کودک را [با هزینه پدر] شیر دهد.///زنان طلاق داده را [تا پایان عده] به اندازه توانگری خود آنجا سکونت دهید که خود سکونت دارید و به آنان [در نفقه و مسکن] آسیب و زیان نرسانید تا زندگی را بر آنان سخت و دشوار کنید [و آنان مجبور به ترک خانه شوند]، و اگر باردار باشند، هزینه آنان را تا زمانی که وضع حمل کنند، بپردازید و اگر [پس از جدایی،] کودک شما را شیر دادند، اجرتشان را بدهید، و در میان خود [درباره فرزند] به نیکی و شایستگی مشورت کنید [تا به توافقی عادلانه برسید و در نتیجه به حق زن و شوهر و فرزند زیانی نرسد] و اگر [کارتان در این زمینه] با یکدیگر به سختی کشید [و نهایتا به توافق نرسیدید،] زنی دیگر کودک را [با هزینه پدر] شیر دهد.///هر جا که خود سکونت گزینید آنها را نیز به قدر توانایى خود مسکن دهید. و تا بر آنها تنگ گیرید میازاریدشان. و اگر آبستن بودند، نفقه‌شان را بدهید تا وضع حمل کنند. و اگر فرزند شما را شیر مى‌دهند، مزدشان را بدهید و به وجهى نیکو با یکدیگر توافق کنید. و اگر به توافق نرسیدید، از زنى دیگر بخواهید که کودک را شیر دهد.///در حد توان خود، آنان را [تا سر آمد عده‌شان‌] در همان جا که خود ساکنید سکونت دهید و به آنها آسیب و زیان نرسانید تا عرصه را بر آنان تنگ کنید. و اگر بار دارند خرجشان را بدهید تا وضع حمل کنند. پس اگر براى شما [فرزند را] شیر دادند پاداش آنها را بپردازد و [///همانجا که [خود] سکونت دارید، به قدر استطاعت خویش آنان را جاى دهید و به آنها آسیب [و زیان‌] مرسانید تا عرصه را بر آنان تنگ کنید. و اگر باردارند خرجشان را بدهید تا وضع حمل کنند. و اگر براى شما [بچه‌] شیر مى‌دهند مزدشان را به ایشان بدهید و به شایستگى میان خود به مشورت پردازید، و اگر کارتان [در این مورد] با هم به دشوارى کشید [زن‌] دیگرى [بچه را] شیر دهد.///زنان طلاق داده را [تا پایان زمان عده،] در همان جا که خود سکونت دارید و در توانایى شماست، سکونت دهید و به آنان آسیب نرسانید، تا کار را بر آنان تنگ کنید [و مجبور به ترک خانه شوند] و اگر باردار باشند، تا زمانى که بزایند، نفقه‌ی آنان را بدهید. پس اگر نوزادان شما را شیر دادند، مزدشان را بدهید و میان خود [درباره‌ی نوزاد] به نیکى مشورت و توافق کنید و اگر [توافق] به دشوارى کشید، زن دیگرى او را شیر دهد.///(زنانی که طلاق رجعی دهید تا در عده‌اند) آنها را در همان منزل خویش که میسر شماست بنشانید و به ایشان (در نفقه و سکنی) آزار و زیان نرسانید تا آنان را در مضیقه و رنج در افکنید (که به ناچار از حق خود بگذرند) و به زنان مطلقه اگر حامله باشند تا وقت وضع حمل نفقه دهید آن‌گاه اگر فرزند شما را شیر دهند اجرتشان را بپردازید و (در کار فرزند) میان خود به نیکی مشورت و سازش کنید. و اگر با هم سختگیری کنید (مادر صرف‌نظر کند تا) زن دیگری او را شیر دهد.///آنان را در همانجا که خود سکنا دارید، در حد وسعتان سکنا دهید، و به آنان زیان مرسانید که عرصه را بر آنان تنگ بگیرید، و اگر [مطلقات‌] باردار باشند، خرجشان را بدهید تا آنکه وضع حمل کنند، و اگر برای شما [نوزاد را] شیر دادند، پس اجرتشان را بپردازید، و در میان خود به نیکی رایزنی کنید، و اگر به توافق نرسیدید [زن‌] دیگری او را شیر دهد///آنها [= زنان مطلقه‌] را هر جا خودتان سکونت دارید و در توانایی شماست سکونت دهید؛ و به آنها زیان نرسانید تا کار را بر آنان تنگ کنید (و مجبور به ترک منزل شوند)؛ و اگر باردار باشند، نفقه آنها را بپردازید تا وضع حمل کنند؛ و اگر برای شما (فرزند را) شیر می‌دهند، پاداش آنها را بپردازید؛ و (درباره فرزندان، کار را) با مشاوره شایسته انجام دهید؛ و اگر به توافق نرسیدید، آن دیگری شیردادن آن بچه را بر عهده می‌گیرد.///بنشانید زنان را آنجا که خود نشستید از دارائی خویش (یا از گشایش خویش) و نیازاریدشان که تنگ بر ایشان گیرید و اگر باشند بارداران پس هزینه کنید بر ایشان تا بنهند بار خود را و اگر شیر دادند برای شما بپردازید بدیشان مزدهای ایشان را و بسازید با همدیگر به خوشی و اگر سخت باشد شما را زود است شیر دهدش دیگری‌///از آن‌گونه (مسکن) که (خود) سکونت داشتید - از موجودی و توانتان - آنان را سکنا دهید و به آنان آسیب (و زیان) مرسانید، تا عرصه را بر ایشان تنگ کنید و اگر باردارند نفقه‌شان را بدهید تا بارشان را فرونهند. پس اگر برای شما (فرزندانتان را) شیر دهند مزدشان را به ایشان بدهید، و (در این باره) به شایستگی میان خودتان مشورت کنید و اگر کارتان (در این مورد) با هم به دشواری کشید، به زودی زن دیگری برای او (انتخاب کنید)، پس او را شیر خواهد داد. quran_en_fa Let the man of means spend according to his means: and the man whose resources are restricted, let him spend according to what Allah has given him. Allah puts no burden on any person beyond what He has given him. After a difficulty, Allah will soon grant relief. بر توانگر است که از توانگری اش [همسر بچه دارش را در ایام عده] هزینه دهد، و هر که رزق و روزی اش تنگ باشد از همان که خدا به او عطا کرده هزینه دهد. خدا هیچ کس را جز به اندازه رزقی که به او عطا کرده است، تکلیف نمی‌کند. خدا به زودی پس از سختی و تنگنا، فراخی و گشایش قرار می‌دهد.///بر توانگر است که از توانگری اش [همسر بچه دارش را در ایام عده] هزینه دهد، و هر که رزق و روزی اش تنگ باشد از همان که خدا به او عطا کرده هزینه دهد. خدا هیچ کس را جز به اندازه رزقی که به او عطا کرده است، تکلیف نمی‌کند. خدا به زودی پس از سختی و تنگنا، فراخی و گشایش قرار می‌دهد.///هر مالدارى از مال خود نفقه دهد، و کسى که تنگدست باشد، از هر چه خدا به او داده است نفقه دهد. خدا هیچ کسى را مگر به آن اندازه که به او داده است مکلف نمى‌سازد، و زودا که خدا پس از سختى آسانى پیش آورد.///صاحب وسعت باید از وسعت خود انفاق کند و هر که تنگدست باشد، باید از آنچه خدایش داده انفاق کند. خدا هیچ کس را جز به اندازه‌اى که به او داده تکلیف نمى‌کند. زودا که خدا پس از دشوارى آسانى پیش آورد///بر توانگر است که از دارایى خود هزینه کند، و هر که روزى او تنگ باشد باید از آنچه خدا به او داده خرج کند. خدا هیچ کس را جز [به قدر] آنچه به او داده است تکلیف نمى‌کند. خدا به زودى پس از دشوارى آسانى فراهم مى‌کند.///هر کس که داراى وسعت [مالى] است، باید طبق وسع خود نفقه دهد و کسى‌که روزى بر او تنگ شده، باید از آنچه خداوند به او داده [به اندازه‌ی توان خود] انفاق کند. زیرا خداوند کسی را جز به اندازه‌ی آنچه به او داده است، تکلیف نمى‌کند. به زودى خداوند پس از سختى، آسانى و فراخى پدید مى‌آورد.///مرد دارا به وسعت و فراوانی نفقه زن شیرده دهد، و آن که نادار و تنگ معیشت است از آنچه خدا به او داده انفاق کند. که خدا هیچ کس را جز به مقدار آنچه (توانایی) داده تکلیف نمی‌کند، و خدا به زودی بعد هر سختی آسانی قرار دهد.///تا توانگر بر وفق توان خود خرج کند و کسی که روزی‌اش تنگ شده است، در همان حد که خداوند به او بخشیده است خرج کند، خداوند بر هیچ کس جز بر وفق آنچه به او بخشیده است، تکلیف نمی‌کند، زودا که خداوند پس از تنگنا، آسایش مقرر دارد///آنان که امکانات وسیعی دارند، باید از امکانات وسیع خود انفاق کنند و آنها که تنگدستند، از آنچه که خدا به آنها داده انفاق نمایند؛ خداوند هیچ کس را جز به مقدار توانایی که به او داده تکلیف نمی‌کند؛ خداوند بزودی بعد از سختیها آسانی قرار می‌دهد!///باید هزینه کند گشایشمند از گشایش خویش و آنکه تنگ شده است بر او روزی پس باید بدهد از آنچه خدایش داده است تکلیف نکند خدا کسی را جز آنچه بدادش زود است نهد خدا پس از تنگی گشایشی‌///هر که دارای گشایش است باید از گشایشش هزینه کند و هر که روزیش تنگ شده، باید از آنچه خدا به او داده هزینه کند. خدا هیچ کس را جز (به اندازه‌ی) آنچه به او داده است تکلیف نمی‌کند. خدا به زودی پس از دشواری آسانی می‌نهد. quran_en_fa How many populations that insolently opposed the Command of their Lord and of His messengers, did We not then call to account,- to severe account?- and We imposed on them an exemplary Punishment. چه بسیار آبادی‌ها که [اهلش] از فرمان پروردگارشان و فرستادگانش روی برگرداندند، پس ما آنان را به حساب سختی محاسبه کردیم و به عذاب بسیار شدیدی عذاب نمودیم؛///چه بسیار آبادی‌ها که [اهلش] از فرمان پروردگارشان و فرستادگانش روی برگرداندند، پس ما آنان را به حساب سختی محاسبه کردیم و به عذاب بسیار شدیدی عذاب نمودیم؛///چه بسا مردم قریه‌اى که از فرمان پرردگارشان و پیامبرانش سرباز زدند. آنگاه ما سخت از آنها حساب کشیدیم و به عذابى سهمناک عذابشان کردیم.///و چه بسیار شهرها که از فرمان پروردگار خود و پیامبرانش سرپیچیدند، پس از آنها حسابى سخت کشیدیم و آنها را به عذابى شدید عذاب کردیم///و چه بسیار شهرها که از فرمان پروردگار خود و پیامبرانش سر پیچیدند و از آنها حسابى سخت کشیدیم و آنان را به عذابى [بس‌] زشت عذاب کردیم.///و چه بسیار آبادى‌ها که [مردمش] از فرمان پروردگار خود و فرستادگانش سر باز زدند، پس ما سخت به حساب آنان رسیدیم و به عذابى ناشناخته عذابشان کردیم.///و چه بسیار مردم دیاری که از امر خدا و رسولانش سرپیچیدند (و کافر شدند) ما هم آنان را به حساب سخت مؤاخذه کردیم و به عذاب بسیار شدید معذب ساختیم.///و چه بسا شهرها که [اهالی آن‌] از فرمان پروردگارش و پیامبران او سرپیچید، آنگاه به سختی از آنان حساب کشیدیم، و به عذابی بی‌مانند معذبشان داشتیم‌///چه بسیار شهرها و آبادیها که اهل آن از فرمان خدا و رسولانش سرپیچی کردند و ما بشدت به حسابشان رسیدیم و به مجازات کم‌نظیری گرفتار ساختیم!///و بسا شهری که سرپیچید از فرمان پروردگار خود و فرستادگانش پس رسیدیم حسابش را حسابی سخت و شکنجه کردیمش شکنجه‌ای زشت‌///و چه بسیار (از) گروه‌ها که از فرمان پروردگارشان و از پیامبرانش سرپیچیدند. پس‌، از آنها حسابی سخت کشیدیم و آنان را به عذابی بس (ناهنجار و) منکر دچار کردیم. quran_en_fa Then did they taste the evil result of their conduct, and the End of their conduct was Perdition. و آنان کیفر سنگین کفر و کبرشان را چشیدند و سرانجام کارشان خسارت بود.///و آنان کیفر سنگین کفر و کبرشان را چشیدند و سرانجام کارشان خسارت بود.///پس عقوبت عمل خود را چشیدند. عاقبت کارشان زیانکارى بود.///پس سزاى کار خود را چشیدند و پایان کارشان خسران بود///تا کیفر زشت عمل خود را چشیدند، و پایان کارشان زیان بود.///پس آنان ثمره‌ی تلخ کار خود را چشیدند و سرانجام کارشان زیان بود.///تا کیفر کردار خود چشیدند و عاقبت کارشان زیانکاری (و حسرت) گردید.///بدین‌سان عقوبت کار خود را چشید و عاقبت کارش زیان بود///آنها آثار سوء کار خود را چشیدند؛ و عاقبت کارشان خسران بود!///پس چشید فرجام کار خویش را و شد پایان کار او زیانکاری‌///پس کیفر زشت عمل خود را چشیدند و پایان کارشان زیان بود. quran_en_fa Allah has prepared for them a severe Punishment (in the Hereafter). Therefore fear Allah, O ye men of understanding - who have believed!- for Allah hath indeed sent down to you a Message,- خدا برای آنان [در آخرت] عذابی سخت آماده کرده است، پس ای خردمندان مؤمن! از خدا پروا کنید. به راستی خدا به سوی شما وسیله تذکر نازل کرده است.///خدا برای آنان [در آخرت] عذابی سخت آماده کرده است، پس ای خردمندان مؤمن! از خدا پروا کنید. به راستی خدا به سوی شما وسیله تذکر نازل کرده است.///خداوند برایشان عذابى سخت آماده کرد. پس اى خردمندانى که ایمان آورده‌اید، از خدا بترسید. خدا بر شما قرآن را نازل کرده است.///خدا براى آنها عذابى سخت آماده کرده است. پس اى خردمندانى که ایمان آورده‌اید! از خدا بترسید. همانا خدا به سوى شما تذکارى نازل کرده است///خدا براى آنان عذابى سخت آماده کرده است. پس اى خردمندانى که ایمان آورده‌اید، از خدا بترسید. راستى که خدا سوى شما تذکارى فرو فرستاده است:///خداوند براى آنان عذابى سخت آماده کرده است، پس اى خردمندان مؤمن! از خدا پروا کنید. همانا خداوند براى شما [اسباب] یادآوری فرستاده است.///(و) خدا بر آنان عذاب سخت (جهنم) مهیا ساخت، پس شما ای خردمندانی که ایمان آورده‌اید از خدا بترسید (و راه طاعت پیش گیرید) که خدا برای (هدایت) شما ذکر (یعنی قرآن) نازل کرد.///خداوند برای آنان عذابی سهمگین آماده کرده است، پس ای خردمندان مؤمن از خداوند پروا کنید، به راستی که خداوند به سوی شما پندآموزی فرستاده است‌///خداوند عذاب سختی برای آنها فراهم ساخته؛ پس از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید ای خردمندانی که ایمان آورده‌اید! (زیرا) خداوند چیزی که مایه تذکر است بر شما نازل کرده؛///آماده کرد خدا برای ایشان عذابی سخت پس بترسید خدا را ای خردمندان آنان که ایمان آوردید همانا فرستاد خدا بسوی شما ذکری (یادداشتی)///خدا برای آنان عذابی سخت آماده کرده است. پس ای خردمندان که ایمان آوردید! از خدا پروا بدارید. به‌راستی خدا فراسوی شما یادواره‌ای فرو فرستاده است؛ quran_en_fa An Messenger, who rehearses to you the Signs of Allah containing clear explanations, that he may lead forth those who believe and do righteous deeds from the depths of Darkness into Light. And those who believe in Allah and work righteousness, He will admit to Gardens beneath which Rivers flow, to dwell therein for ever: Allah has indeed granted for them a most excellent Provision. [و آن] پیامبری [است] که آیات روشن خدا را بر شما می‌خواند، تا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون آورد. و هر کس به خدا ایمان بیاورد و کار شایسته انجام دهد، او را در بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، درآورد، در حالی که در آنها جاودانه‌اند. همانا رزق و روزی را برای او نیکو قرار داده است.///[و آن] پیامبری [است] که آیات روشن خدا را بر شما می‌خواند، تا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون آورد. و هر کس به خدا ایمان بیاورد و کار شایسته انجام دهد، او را در بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، درآورد، در حالی که در آنها جاودانه‌اند. همانا رزق و روزی را برای او نیکو قرار داده است.///و پیامبرى که آیات روشن خدا را برایتان مى‌خواند تا کسانى را که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند از تاریکى به روشنایى آورد. و هر که را به خدا ایمان آورد و کار شایسته کند به بهشتهایى در آورد که در آن نهرها جارى است، همواره در آنجا بمانند و خدا روزیشان را کرامند گرداند.///پیامبرى را که آیات روشنگر خدا را بر شما تلاوت مى‌کند تا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند از تاریکى‌ها به سوى روشنایى بیرون برد. و هر کس به خدا بگرود و کار شایسته کند او را به باغ‌هایى که از پاى درختانش نهرها جارى است در آورد که جاودان///پیامبرى که آیات روشنگر خدا را بر شما تلاوت مى‌کند، تا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند از تاریکیها به سوى روشنایى بیرون برد، و هر کس به خدا بگرود و کار شایسته کند او را در باغهایى که از زیر [درختان‌] آن جویبارها روان است، درمى‌آورد، جاودانه در آن مى‌مانند. قطعا خدا روزى را براى او خوش کرده است.///پیامبرى که آیات روشنگر الهى را بر شما تلاوت مى‌کند تا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، از تاریکى‌ها به سوى نور بیرون آورد و کسانى که به خدا ایمان آورند و کار شایسته کنند، خداوند آنان را به باغ‌هایى که نهرها از زیر [درختان] آن جارى است، وارد مى‌کند. براى همیشه در آنجا جاودانه‌اند. بی‌گمان خداوند روزى آنان را نیکو ساخته است.///(و نیز فرستاد) رسول بزرگواری را که برای شما آیات روشن بیان خدا را تلاوت می‌کند تا آنان را که ایمان آورده و نیکوکار شدند از ظلمات (جهل) به سوی نور (معرفت و ایمان) باز آرد، و هر کس به خدا ایمان آورده و نیکوکار شود خدا او را در باغهای بهشتی در آرد که نهرها زیر درختانش جاری است و همیشه در آن بهشت ابد متنعمند، که خدا (در آنجا) رزق بسیار نیکو بر او مهیا ساخته است.///پیامبری که آیات روشنگر الهی را بر شما می‌خواند، تا کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، از تاریکیها به سوی روشنایی برآورد، و هر کس به خداوند ایمان آورد و نیکوکاری کند، او را به بوستانهایی که جویباران از فرودست آن جاری است، درآورد، و جاودانه در آنند، به راستی که خداوند روزی او را نیکو گردانده است‌///رسولی به سوی شما فرستاده که آیات روشن خدا را بر شما تلاوت می‌کند تا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، از تاریکیها بسوی نور خارج سازد! و هر کس به خدا ایمان آورده و اعمال صالح انجام دهد، او را در باغهایی از بهشت وارد سازد که از زیر (درختانش) نهرها جاری است، جاودانه در آن می‌مانند، و خداوند روزی نیکویی برای او قرار داده است!///پیمبری که بسراید بر شما آیتهای خدا را روشن تا برون آورد آنان را که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند از تاریکیها بسوی روشنائی و آنکه ایمان آرد به خدا و بکند کاری شایسته درآردش باغهائی که روان است زیر آنها جویها جاودانان در آن همیشه به راستی نکو کرده است خدا برایش روزی را///فرستاده‌ای که آیات روشنگر خدا را بر شما تلاوت می‌کند، تا کسانی را که ایمان آوردند و کارهای شایسته (ی ایمان) کردند از تاریکی‌ها سوی روشنایی بیرون برد و هر کس به خدا بگرود و کار شایسته کند او را در باغ‌هایی- سردرهم- که از زیر (درختان) شان نهرها روان است، در می‌آورد (که) جاودانه برای همیشه در آن هم‌چنان ماندنی هستند. بی‌گمان خدا روزی‌ای را برایش به‌خوبی آورده است. quran_en_fa Allah is He Who created seven Firmaments and of the earth a similar number. Through the midst of them (all) descends His Command: that ye may know that Allah has power over all things, and that Allah comprehends, all things in (His) Knowledge. خداست که هفت آسمان و نیز مثل آنها هفت زمین را آفرید. همواره فرمان او در میان آنها نازل می‌شود تا بدانید که خدا بر هر کاری تواناست و اینکه یقینا علم خدا به همه چیز احاطه دارد.///خداست که هفت آسمان و نیز مثل آنها هفت زمین را آفرید. همواره فرمان او در میان آنها نازل می‌شود تا بدانید که خدا بر هر کاری تواناست و اینکه یقینا علم خدا به همه چیز احاطه دارد.///خداست آن که هفت آسمان و همانند آنها زمین بیافرید. فرمان او میان آسمانها و زمین جارى است تا بدانید که خدا بر هر چیز قادر است و به علم بر همه چیز احاطه دارد.///خدا کسى است که هفت آسمان را آفرید و از زمین نیز همانند آنها را. فرمان [خدا] در میان آنها فرود مى‌آید [و تدبیر مى‌کند] تا بدانید که خدا بر هر چیزى تواناست و این که علم او همه چیز را احاطه کرده است///خدا همان کسى است که هفت آسمان و همانند آنها هفت زمین آفرید. فرمان [خدا] در میان آنها فرود مى‌آید، تا بدانید که خدا بر هر چیزى تواناست، و به راستى دانش وى هر چیزى را در بر گرفته است.///خداست آن که هفت آسمان را آفرید و از زمین نیز همانند آن‌ها. همواره فرمان او میان آن‌ها نازل مى‌شود تا بدانید که خداوند بر هر چیزى تواناست و دانش خدا فراگیر همه چیز است.///خدا آن کسی است که هفت آسمان را آفرید و مانند آن آسمان‌ها از (هفت طبقه) زمین خلق فرمود؛ امر نافذ او در بین هفت آسمان و زمین نازل می‌شود تا بدانید که خدا بر هر چیز توانا و به احاطه علمی بر همه امور عالم آگاه است.///خداوند کسی است که هفت آسمان را آفریده است، و از زمین نیز همانند آن را، فرمان او از میان آنها نازل می‌گردد، تا بدانید که خداوند بر هر کاری توانا است، و اینکه خداوند بر هر چیز احاطه علمی دارد///خداوند همان کسی است که هفت آسمان را آفرید، و از زمین نیز همانند آنها را؛ فرمان او در میان آنها پیوسته فرود می‌آید تا بدانید خداوند بر هر چیز تواناست و اینکه علم او به همه چیز احاطه دارد!///خدا است آنکه آفرید هفت آسمان و از زمین مانند آنها فرود آید کار میان آنها تا بدانید که خدا بر همه چیز است توانا و آنکه خدا فراگرفته است همه چیز را به دانش‌///خدا کسی است که هفت آسمان را و همانند آنها (هفت) زمین را آفرید. فرمان (تکوین و تشریع خدا) در میان آنها به تدریج فرود می‌آید تا بدانید که خدا به‌درستی بر هر چیزی بسیار تواناست و به‌راستی علمش همواره هر چیزی را در بر گرفته است. quran_en_fa O Prophet! Why holdest thou to be forbidden that which Allah has made lawful to thee? Thou seekest to please thy consorts. But Allah is Oft-Forgiving, Most Merciful. ای پیامبر! چرا آنچه را که خدا بر تو حلال کرده برای به دست آوردن خشنودی همسرانت بر خود حرام می‌کنی؟ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///ای پیامبر! چرا آنچه را که خدا بر تو حلال کرده برای به دست آوردن خشنودی همسرانت بر خود حرام می‌کنی؟ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///اى پیامبر، چرا چیزى را که خدا بر تو حلال کرده است، به خاطر خشنودساختن زنانت بر خود حرام مى‌کنى؟ و خدا آمرزنده و مهربان است.///اى پیامبر! چرا براى کسب خشنودى همسرانت چیزى را که خدا براى تو حلال کرده حرام مى‌کنى؟ و خداوند آمرزنده‌ى مهربان است///اى پیامبر، چرا براى خشنودى همسرانت، آنچه را خدا براى تو حلال گردانیده حرام مى‌کنى؟ خدا [ست که‌] آمرزنده مهربان است.///اى پیامبر! چرا چیزى را که خداوند براى تو حلال کرده، به خاطر جلب خشنودى همسرانت، بر خود حرام مى‌کنى؟ و خداوند آمرزنده و مهربان است.///ای پیغمبر گرامی برای چه آن را که خدا بر تو حلال فرمود تو بر خود حرام می‌کنی تا زنانت را از خود خشنود سازی؟ در صورتی که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است (بر هیچ کس خصوص بر تو رسول گرامیش سخت نخواهد گرفت. در تفسیر وارد است که روزی حفصه با اجازه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به خانه پدرش عمر رفت، پیغمبر با ماریه در حجره حفصه خلوت کرد. ناگه او رسید و غوغا انگیخت که تو در حجره من با کنیزی خلوت کردی و آبروی مرا نزد زنانت بردی. حضرت برای خشنودی او فرمود: من ماریه را بر خود حرام کردم ولی این سر نزد تو است با هیچ کس مگوی. او به فور عایشه را هم آگه ساخت، او هم با رسول راجع به ماریه گفتگو کرد. حضرت سوگند خورد که ماریه را ترک گوید. آن دو زن شاد شدند و این آیه نازل گردید).///ای پیامبر چرا در طلب خشنودی [بعضی از] همسرانت چیزی را که خداوند بر تو حلال گردانده است، تحریم می‌کنی؟ و خداوند [در همه حال‌] آمرزگار مهربان است‌///ای پیامبر! چرا چیزی را که خدا بر تو حلال کرده بخاطر جلب رضایت همسرانت بر خود حرام می‌کنی؟! و خداوند آمرزنده و رحیم است.///ای پیمبر چرا حرام می‌کنی آنچه را حلال کرد خدا برایت خواهی خشنودی همسران خویش را و خدا است آمرزنده مهربان‌///هان ای پیامبر برجسته! چرا آنچه را خدا برای تو حلال گردانیده (بر خود) حرام می‌کنی؟ حال آنکه خشنودی همسرانت را می‌طلبی. و خدا بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa Allah has already ordained for you, (O men), the dissolution of your oaths (in some cases): and Allah is your Protector, and He is Full of Knowledge and Wisdom. به یقین خدا راه گشودن [و شکستن] سوگندهایتان را [در مواردی] برای شما مقرر کرده است، [و آن اینکه سوگندها را با کفاره دادن بشکنید تا از محدودیت و تنگنا درآیید] و خدا سرپرست و یار شماست، و او دانا و حکیم است.///به یقین خدا راه گشودن [و شکستن] سوگندهایتان را [در مواردی] برای شما مقرر کرده است، [و آن اینکه سوگندها را با کفاره دادن بشکنید تا از محدودیت و تنگنا درآیید] و خدا سرپرست و یار شماست، و او دانا و حکیم است.///خدا براى شما گشودن سوگندهایتان را مقرر داشته است. خداست یاور شما، و اوست دانا و حکیم.///در حقیقت، خدا براى شما [راه‌] شکستن سوگندهایتان را [به کفاره‌] معین داشته، و خدا مولاى شماست، و او داناى حکیم است///قطعا خدا براى شما [راه‌] گشودن سوگندهایتان را مقرر داشته است، و خدا سرپرست شماست، و اوست داناى حکیم.///همانا خداوند، [راه‌] رهایى [از تعهد] سوگندهایتان را [با پرداخت کفاره،] براى شما مقرر کرده است و خداوند سرپرست شماست و او دانای حکیم است.///خدا مقرر کرد برای شما که سوگندهای خود را (به کفاره) بگشایید، و خدا مولای شما بندگان (و حکمش نافذ) است و هم او (به هر چیز عالم) دانا و به حکمت (تمام امور خلق) آگاه است.///به راستی که خداوند شکستن سوگندهایتان را [با دادن کفاره‌] بر شما روا داشته است، و خداوند سرور شماست و او دانای فرزانه است‌///خداوند راه گشودن سوگندهایتان را (در این گونه موارد) روشن ساخته؛ و خداوند مولای شماست و او دانا و حکیم است.///همانا خدا بایسته داشت بر شما حلال بودن سوگندهای شما را و خدا است دوست شما و او است دانای حکیم‌///خدا بی‌گمان برایتان باز کردن (این‌گونه) سوگندهایتان را اکیدا واجب کرده است. و خدا سرپرست شماست، و اوست بسیار دانای حکیم. quran_en_fa When the Prophet disclosed a matter in confidence to one of his consorts, and she then divulged it (to another), and Allah made it known to him, he confirmed part thereof and repudiated a part. Then when he told her thereof, she said, "Who told thee this? "He said, "He told me Who knows and is well-acquainted (with all things)." و هنگامی که پیامبر، رازی را به یکی از همسرانش گفت و او آن راز را [نزد زن دیگر] فاش کرد، و خدا پیامبر را از افشای آن آگاه نمود، پیامبر بخشی از آن [راز افشا شده] را به آن زن گوشزد کرد و از گفتن بخشی دیگر [برای آنکه فاش کننده بیشتر شرمنده نشود] خودداری نمود. آن زن گفت: چه کسی فاش کردن راز را [به وسیله من] به تو خبر داده است؟ پیامبر گفت: دانای آگاه، به من خبر داد.///و هنگامی که پیامبر، رازی را به یکی از همسرانش گفت و او آن راز را [نزد زن دیگر] فاش کرد، و خدا پیامبر را از افشای آن آگاه نمود، پیامبر بخشی از آن [راز افشا شده] را به آن زن گوشزد کرد و از گفتن بخشی دیگر [برای آنکه فاش کننده بیشتر شرمنده نشود] خودداری نمود. آن زن گفت: چه کسی فاش کردن راز را [به وسیله من] به تو خبر داده است؟ پیامبر گفت: دانای آگاه، به من خبر داد.///آنگاه که پیامبر با یکى از زنان خود رازى در میان نهاد، چون آن زن آن راز با دیگرى باز گفت، خدا پیامبر را از آن آگاه ساخت و او پاره‌اى از آن راز را بر آن زن آشکار کرد و از افشاى پاره‌اى دیگر سرباز آد. چون او را از آن خبر داد، گفت: چه کسى تو را از این ماجرا آگاه کرده است؟ گفت: آن خداى داناى آگاه به من خبر داده است.///و آن‌گاه که پیامبر با یکى از همسرانش [حفصه‌] سخنى را به راز گفت، همین که وى آن را [به عایشه‌] خبر داد و خدا [پیامبر] را از آن [افشاى راز] آگاه ساخت، [پیامبر] گوشه‌اى از این [خیانت‌] را به وى اعلام و از برخى صرف نظر کرد. پس هنگامى که [پیامبر] به وى خب///و چون پیامبر با یکى از همسرانش سخنى نهانى گفت، و همین که وى آن را [به زن دیگر] گزارش داد و خدا [پیامبر] را بر آن مطلع گردانید [پیامبر] بخشى از آن را اظهار کرد و از بخشى [دیگر] اعراض نمود. پس چون [مطلب‌] را به آن [زن‌] خبر داد، وى گفت: «چه کسى این را به تو خبر داده؟» گفت: «مرا آن داناى آگاه خبر داده است.»///و هنگامى که پیامبر به یکی از همسرانش سخنى را به راز گفت و او آن راز را فاش کرد و خداوند، پیامبر را از افشاى آن آگاه نمود، پیامبر بخشى از آن [راز افشا شده‌] را به آن زن گوشزد کرد و از گفتن بخشى دیگر خوددارى نمود. پس چون به آن زن خبر داد، گفت: «چه کسى تو را از این [که من راز را فاش کردم،] خبردار کرد؟» پیامبر فرمود: «[خداوند] داناى آگاه به من خبر داد.»///وقتی پیغمبر با بعضی زنان خود (یعنی با حفصه راجع به ماریه یا راجع به ریاست ابوبکر و عمر) سخنی به راز گفت و آن زن (چون خیانت کرده و دیگری یعنی عایشه را) بر سر پیغمبر آگه ساخت و خدا به رسولش خبر داد او بر آن زن برخی را اظهار کرد و به رویش آورد و برخی را پرده‌داری نمود و اظهار نکرد؛ چون او را از افشاء آن سر آگاه ساخت آن زن گفت: رسولا، تو را که واقف ساخت (که من سر تو بر کسی فاش کرده‌ام)؟ رسول گفت: مرا خدای دانای آگاه خبر داد.///و چنین بود که پیامبر سخنی را پوشیده‌وار به بعضی از همسرانش گفت، و چون آن را [آن زن به زن دیگر] خبر داد، و خداوند او را از آن آگاه کرد، بخشی از آن را [در عتاب خود به آنان‌] بیان داشت و از بخش دیگر صرفنظر کرد، و چون آن زن [صاحب راز و افشاءگر آن‌] را از آن آگاه کرد، گفت چه کسی تو را از این خبر داد؟ فرمود مرا خداوند دانای آگاه با خبر کرد///(به خاطر بیاورید) هنگامی را که پیامبر یکی از رازهای خود را به بعضی از همسرانش گفت، ولی هنگامی که وی آن را افشا کرد و خداوند پیامبرش را از آن آگاه ساخت، قسمتی از آن را برای او بازگو کرد و از قسمت دیگر خودداری نمود؛ هنگامی که پیامبر همسرش را از آن خبر داد، گفت: «چه کسی تو را از این راز آگاه ساخت؟» فرمود: «خداوند عالم و آگاه مرا باخبر ساخت!»///و گاهی که نهان داشت پیمبر بسوی بعضی از زنان خویش داستانی را پس گاهی که آگهیش داد بدان و فاش ساختش خدا بر او شناسانید پاره‌ای از آن را و روی برتافت از پاره‌ای و هنگامی که آگهیش داد بدان گفت که تو را آگهی داده است بدین گفت آگهیم داده است خداوند دانای آگاه‌///و چون (این) پیامبر برجسته با یکی از همسرانش سخنی گفت، همین که وی آن را به برخی (از همسران‌) گزارشی مهم داد و خدا او را بر آن مطلع گردانید، (حضرتش‌) بخشی از آن را اظهار کرد و از بخشی (دیگر) اعراض نمود. پس چون همان را به آن زن خبری مهم داد، وی گفت: «چه کسی این خبر مهم را به تو داده‌؟» گفت: «مرا آن دانای آگاه (این‌گونه) خبر مهمی داده است.» quran_en_fa If ye two turn in repentance to Him, your hearts are indeed so inclined; But if ye back up each other against him, truly Allah is his Protector, and Gabriel, and (every) righteous one among those who believe,- and furthermore, the angels - will back (him) up. اگر شما دو زن از کار خود به پیشگاه خدا توبه کنید [خدا توبه شما را می‌پذیرد]، چون دل شما دو نفر از حق و درستی منحرف شده است، و اگر بر ضد پیامبر به یکدیگر کمک دهید [راه به جایی نخواهید برد]؛ زیرا خدا و جبرئیل و صالح مؤمنان [که علی بن ابی طالب است] یار اویند، و فرشتگان نیز بعد از آنان پشتیبان او خواهند بود.///اگر شما دو زن از کار خود به پیشگاه خدا توبه کنید [خدا توبه شما را می‌پذیرد]، چون دل شما دو نفر از حق و درستی منحرف شده است، و اگر بر ضد پیامبر به یکدیگر کمک دهید [راه به جایی نخواهید برد]؛ زیرا خدا و جبرئیل و صالح مؤمنان [که علی بن ابی طالب است] یار اویند، و فرشتگان نیز بعد از آنان پشتیبان او خواهند بود.///اگر شما دو زن توبه کنید بهتر است، زیرا دلهایتان از حق باز گشته است. و اگر براى آزارش همدست شوید، خدا یاور اوست و نیز جبرئیل و مؤمنان شایسته و فرشتگان از آن پس یاور او خواهند بود.///اگر [شما دو زن‌] به درگاه خدا توبه کنید [به نفع شماست، زیرا] واقعا دل‌هایتان از حق برگشته است، و اگر بر ضد او همدست شوید، بى‌تردید خداوند خود یاور اوست، و گذشته از این جبرئیل و نیکوکار مؤمنان [على «ع»] و فرشتگان هم پشتیبانند///اگر [شما دو زن‌] به درگاه خدا توبه کنید [بهتر است‌]، واقعا دلهایتان انحراف پیدا کرده است. و اگر علیه او به یکدیگر کمک کنید، در حقیقت، خدا خود سرپرست اوست، و جبرئیل و صالح مؤمنان [نیز یاور اویند] و گذشته از این، فرشتگان [هم] پشتیبان [او] خواهند بود.///اگر شما دو زن، به پیشگاه خدا توبه کنید، [به سود شماست.] زیرا دل‌هاى شما منحرف گشته است و اگر در برابر پیامبر یاور هم باشید، [کارى از پیش نخواهید برد.] زیرا خداوند و جبرئیل و صالح مؤمنان یار اویند و فرشتگان هم پس از آن پشتیبان او هستند.///اینک اگر هر دو زن به درگاه خدا توبه کنید (رواست که) البته دلهای شما (خلاف رضای پیغمبر) میل کرده است، و اگر با هم بر آزار او اتفاق کنید خدا یار و نگهبان اوست و جبریل امین و مردان صالح با ایمان (یعنی علی علیه السلام به روایت عامه و خاصه) و فرشتگان حق یار و مددکار اویند.///اگر شما دو زن به درگاه خداوند توبه کنید، و به راستی هم دلهای شما [از طاعت خداوند و پیامبر او در این امر] برگشته است [از گناه شما در می‌گذرد]، و اگر در برابر او همدستی کنید، بدانید که خداوند دوست اوست و جبرئیل و صالح‌ [ترین‌] مؤمنان، و علاوه بر آن فرشتگان هم پشتیبانند///اگر شما (همسران پیامبر) از کار خود توبه کنید (به نفع شماست، زیرا) دلهایتان از حق منحرف گشته؛ و اگر بر ضد او دست به دست هم دهید، (کاری از پیش نخواهید برد) زیرا خداوند یاور اوست و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان اویند.///اگر توبه کنید ای دو زن بسوی خدا هر آینه گرویده است دلهای شما و اگر چیرگی کنید بر او همانا خدا است دوست او و جبرئیل و شایستگان از مؤمنان و فرشتگانند پس از آن پشتیبان‌///اگر شما دو زن سوی خدا بازگشت کنید (که) بس. بی‌گمان دل‌هایتان انحراف پیدا کرده است و اگر علیه او با یکدیگر تظاهر کنید، به‌راستی خدا خود سرپرست اوست و (نیز) جبرئیل و صالح مؤمنان و فرشتگان (هم) پس از این (ولایت ربانی) پشتیبان اویند. quran_en_fa It may be, if he divorced you (all), that Allah will give him in exchange consorts better than you,- who submit (their wills), who believe, who are devout, who turn to Allah in repentance, who worship (in humility), who travel (for Faith) and fast,- previously married or virgins. اگر پیامبر، شما را طلاق دهد امید است که پروردگارش همسرانی بهتر از شما که مسلمان، مؤمن، فرمانبر، توبه کار، خداپرست، روزه دار، غیر باکره و باکره باشند، به او عوض دهد.///اگر پیامبر، شما را طلاق دهد امید است که پروردگارش همسرانی بهتر از شما که مسلمان، مؤمن، فرمانبر، توبه کار، خداپرست، روزه دار، غیر باکره و باکره باشند، به او عوض دهد.///شاید اگر شما را طلاق گوید پروردگارش به جاى شما زنانى بهتر از شمایش بدهد. زنانى مسلمان، مؤمن، فرمانبردار، توبه‌کننده، اهل عبادت و روزه‌گرفتن، خواه شوهرکرده، خواه باکره.///اگر شما را طلاق دهد چه بسا پروردگارش همسرانى بهتر از شما به او عوض دهد همسرانى مسلمان، مؤمن، مطیع، توبه کار، عبادتگر، روزه‌گیر، بیوه و دوشیزه///اگر پیامبر، شما را طلاق گوید، امید است پروردگارش همسرانى بهتر از شما: مسلمان، مؤمن، فرمانبر، توبه کار، عابد، روزه‌دار، بیوه و دوشیزه به او عوض دهد.///اگر [پیامبر] شما را طلاق دهد، چه بسا پروردگارش براى او همسرانى بهتر از شما جانشین سازد که مسلمان، مؤمن، فرمان‌بر، توبه‌کار، عبادت‌پیشه و روزه‌گیر باشند. چه بیوه و چه دوشیزه.///امید است که اگر پیغمبر شما را طلاق داد خدا زنانی بهتر از شما به جایتان با او همسر کند که همه با مقام تسلیم و ایمان و خضوع اطاعت کنند و اهل توبه و عبادت باشند و رهسپار (طریق معرفت)، چه بکر چه غیر بکر.///چه بسا اگر شما را طلاق دهد، پروردگارش برای او همسرانی بهتر از شما جانشین گرداند که زنانی مسلمان، مؤمن، فرمانبردار، توبه‌کار، پرستشگر خداوند، روزه‌دار، اعم از بیوه و دوشیزه باشند///امید است که اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش به جای شما همسرانی بهتر برای او قرار دهد، همسرانی مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه کار، عابد، هجرت‌کننده، زنانی غیرباکره و باکره!///امید است پروردگار او اگر طلاق گوید شما را تبدیلش کند زنانی نکوتر از شما مسلمانانی مؤمنانی فروتنانی توبه‌کنندگانی و پرستندگانی رهروانی بیوه‌گانی و شوی‌نادیدگانی‌///اگر پیامبر، شما را طلاق گوید، امید است پروردگارش همسرانی بهتر از شما، مسلمان، مؤمن، فرمانبر، توبه‌‌کار، عابد، روزه‌دار، بیوه و دوشیزه را به او عوض دهد. quran_en_fa O ye who believe! save yourselves and your families from a Fire whose fuel is Men and Stones, over which are (appointed) angels stern (and) severe, who flinch not (from executing) the Commands they receive from Allah, but do (precisely) what they are commanded. ای مؤمنان! خود و خانواده خود را از آتشی که هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌ها است، حفظ کنید. بر آن فرشتگانی خشن و سخت گیر گمارده شده‌اند که از آنچه خدا به آنان دستور داده، سرپیچی نمی‌کنند، و آنچه را به آن مأمورند، همواره انجام می‌دهند.///ای مؤمنان! خود و خانواده خود را از آتشی که هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌ها است، حفظ کنید. بر آن فرشتگانی خشن و سخت گیر گمارده شده‌اند که از آنچه خدا به آنان دستور داده، سرپیچی نمی‌کنند، و آنچه را به آن مأمورند، همواره انجام می‌دهند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، خود و خانواده خود را از آتشى که هیزم آن مردم و سنگها هستند نگه دارید. فرشتگانى درشت‌گفتار و سختگیر بر آن آتش موکلند. هر چه خدا بگوید نافرمانى نمى‌کنند و همان مى‌کنند که به آن مأمور شده‌اند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! خود و خانواده‌ى خویش را از آتشى که هیزم آن، مردم و سنگ‌ها هستند حفظ کنید که بر آن فرشتگانى خشن و سختگیر نگهبانند و از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچى نمى‌کنند و آنچه را که مأمور شده‌اند انجام مى‌دهند///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، خودتان و کسانتان را از آتشى که سوخت آن، مردم و سنگهاست حفظ کنید: بر آن [آتش‌] فرشتگانى خشن [و] سختگیر [گمارده شده‌] اند. از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچى نمى‌کنند و آنچه را که مأمورند انجام مى‌دهند.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! خود و خانواده‌ی خود را از آتشى که هیزم آن مردمان و سنگ‌ها هستند، نگاه دارید. [آتشى که] بر آن فرشتگانى درشت‌خو و سخت‌گیر نگهبانند، از آنچه خدا به آنان فرمان داده، سرپیچى نمی‌کنند و آنچه را فرمان یابند، همواره انجام مى‌دهند.///ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خود را با خانواده خویش از آتش دوزخ نگاه دارید چنان آتشی که مردم (دل‌سخت کافر) و سنگ (خارا) آتش‌افروز اوست و بر آن دوزخ فرشتگانی بسیار درشت‌خو و دل‌سخت مأمورند که هرگز نافرمانی خدا را (در اجرای قهر و غضب حق) نخواهند کرد و آنچه به آنها حکم شود انجام دهند.///ای مؤمنان خود و خانواده‌تان را از آتشی حفظ کنید که هیزم آن مردم و سنگها هستند و فرشتگانی درشت‌خو و سخت‌رو بر آن گمارده‌اند که از خداوند در آنچه فرمانشان دهد سرپیچی نمی‌کنند، و هر چه به ایشان فرمان داده می‌شود، انجام دهند///ای کسانی که ایمان آورده‌اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگهاست نگه دارید؛ آتشی که فرشتگانی بر آن گمارده شده که خشن و سختگیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی‌کنند و آنچه را فرمان داده شده‌اند (به طور کامل) اجرا می‌نمایند!///ای آنان که ایمان آوردید بازدارید خود و خاندان خویش را از آتشی که سوخت آن مردمان است و سنگ بر آن است فرشتگانی دژم (درشت خوی) سخت‌گیرانی که نافرمانی نکنند خدا را آنچه فرمایدشان و بکنند آنچه را که فرموده شوند///هان ای کسانی که ایمان آوردید! خودهاتان و کسانتان را از آتشی که سوخت آن، مردم و سنگ است نگه دارید. بر آن (آتش) فرشتگانی خشن (و) سختگیر (گمارده شده) اند (که) از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچی نمی‌کنند و آنچه را که مأمور می‌شوند انجام می‌دهند. quran_en_fa (They will say), "O ye Unbelievers! Make no excuses this Day! Ye are being but requited for all that ye did!" [آن روز گویند:] ای کافران! امروز عذرخواهی مکنید، فقط آنچه را همواره انجام می‌دادید، جزا داده می‌شوید.///[آن روز گویند:] ای کافران! امروز عذرخواهی مکنید، فقط آنچه را همواره انجام می‌دادید، جزا داده می‌شوید.///اى کافران، در آن روز پوزش مخواهید. جز این نیست که برابر کارى که کرده‌اید کیفر داده شوید.///اى کسانى که کافر شده‌اید! امروز عذر مخواهید، جز این نیست که شما بدانچه مى‌کرده‌اید مجازات مى‌شوید///اى کسانى که کافر شده‌اید، امروز عذر نیاورید، در واقع به آنچه مى‌کردید کیفر مى‌یابید.///[آنان به کافران مى‌گویند:] اى کسانى که کافرشدید! امروز عذرخواهى نکنید که جزای شما تنها همان عملکرد شماست.»///(به کافران گویند) ای کافران، امروز عذرخواهی مکنید (که پذیرفته نیست) تنها آنچه (در دنیا) می‌کرده‌اید به آن مجازات می‌شوید.///ای کافران امروز عذرخواهی مکنید، فقط در برابر کاری که کرده‌اید جزا یابید///ای کسانی که کافر شده‌اید امروز عذرخواهی نکنید، چرا که تنها به اعمالتان جزا داده می‌شوید!///ای آنان که کفر ورزیدند بهانه نیارید امروز جز این نیست که پاداش داده شوید آنچه را بودید می‌کردید///هان ای کسانی که کافر شدید! امروز عذر نیاورید، تنها همان را که عمل می‌کرده‌اید کیفر می‌یابید. quran_en_fa O ye who believe! Turn to Allah with sincere repentance: In the hope that your Lord will remove from you your ills and admit you to Gardens beneath which Rivers flow,- the Day that Allah will not permit to be humiliated the Prophet and those who believe with him. Their Light will run forward before them and by their right hands, while they say, "Our Lord! Perfect our Light for us, and grant us Forgiveness: for Thou hast power over all things." ای مؤمنان! به پیشگاه خدا توبه کنید، توبه‌ای خالص [که شما را از بازگشت به گناه بازدارد]؛ امید است پروردگارتان گناهانتان را از شما محو کند و شما را به بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، درآورد، در آن روزی که خدا پیامبر و کسانی که با او ایمان آورده‌اند، خوار نمی‌کند، نورشان پیشاپیش آنان و از سوی راستشان شتابان حرکت می‌کند، می‌گویند: پروردگارا! نور ما را برای ما کامل کن و ما را بیامرز که تو بر هر کاری توانایی.///ای مؤمنان! به پیشگاه خدا توبه کنید، توبه‌ای خالص [که شما را از بازگشت به گناه بازدارد]؛ امید است پروردگارتان گناهانتان را از شما محو کند و شما را به بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، درآورد، در آن روزی که خدا پیامبر و کسانی که با او ایمان آورده‌اند، خوار نمی‌کند، نورشان پیشاپیش آنان و از سوی راستشان شتابان حرکت می‌کند، می‌گویند: پروردگارا! نور ما را برای ما کامل کن و ما را بیامرز که تو بر هر کاری توانایی.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، به درگاه خدا توبه کنید؛ توبه‌اى از روى اخلاص. باشد که پروردگارتان گناهانتان را محو کند و شما را به بهشتهایى داخل کند که در آن نهرها جارى است. در آن روز، خدا پیامبر و کسانى را که با او ایمان آورده‌اند فرو نگذارد، و نورشان پیشاپیش و سمت راستشان در حرکت باشد. مى‌گویند: اى پروردگار ما، نور ما را براى ما به کمال رسان و ما را بیامرز، که تو بر هر کارى توانا هستى.///اى کسانى که ایمان آورده‌اید! به درگاه خدا توبه کنید، توبه‌اى راستین و خالص، امید است که پروردگار شما بدى‌هایتان را از شما بزداید و شما را به باغ‌هایى که از پاى درختانش نهرها جارى است در آورد. روزى که خدا، پیامبر و کسانى را که با او ایمان آورده‌اند خوا///اى کسانى که ایمان آورده‌اید، به درگاه خدا توبه‌اى راستین کنید، امید است که پروردگارتان بدیهایتان را از شما بزداید و شما را به باغهایى که از زیر [درختان‌] آن جویبارها روان است درآورد. در آن روز خدا پیامبر [خود] و کسانى را که با او ایمان آورده بودند خوار نمى‌گرداند: نورشان از پیشاپیش آنان، و سمت راستشان، روان است. مى‌گویند: «پروردگارا، نور ما را براى ما کامل گردان و بر ما ببخشاى، که تو بر هر چیز توانایى.»///اى کسانى که ایمان آوردید! به درگاه خدا توبه کنید، توبه‌اى خالصانه. امید است که پروردگارتان بدى‌هاى شما را بپوشاند و شما را به باغ‌هایی [بهشتى] که نهرها از زیر [درختان] آن جارى است، وارد کند. روزى که خداوند، پیامبر و کسانى را که با او ایمان آورده‌اند، خوار نکند. نورشان پیشاپیش آنها و از سوى راستشان مى‌شتابد، مى‌گویند: «پروردگارا! نور ما را کامل کن و ما را بیامرز! همانا تو بر هر چیز توانایى!»///الا ای مؤمنان، به درگاه خدا توبه نصوح (با خلوص و دوام) کنید، باشد که پروردگارتان گناهانتان را مستور گرداند و شما را در باغهای بهشتی که زیر درختانش نهرها جاری است داخل کند در آن روزی که خدا پیغمبر خود و گرویدگان به او را ذلیل نسازد (بلکه عزیز و سرفراز ابد گرداند، در آن روز) نور (ایمان و عبادت) آنها در پیش رو و سمت راست ایشان می‌رود (و راه بهشتشان می‌نماید) و در آن حال (به شوق و نشاط) گویند: پروردگارا، تو نور ما را به حد کمال رسان و ما را (به لطف و کرم خود) ببخش که البته تو بر هر چیز توانایی.///ای مؤمنان به درگاه خداوند توبه‌ای خالصانه کنید، چه بسا پروردگارتان گناهانتان را از شما بزداید و شما را به بوستانهایی که جویباران از فرودست آن جاری است، در آورد [در] روزی که خداوند پیامبر و ایمان آوردگان همراه او را فرو نگذارد، نورشان در پیشاپیش و سمت راستشان می‌شتابد، گویند پروردگارا نور ما را برای ما به کمال برسان، و ما را بیامرز، که تو بر هر کاری توانایی‌///ای کسانی که ایمان آورده‌اید بسوی خدا توبه کنید، توبه‌ای خالص؛ امید است (با این کار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است وارد کند، در آن روزی که خداوند پیامبر و کسانی را که با او ایمان آوردند خوار نمی‌کند؛ این در حالی است که نورشان پیشاپیش آنان و از سوی راستشان در حرکت است، و می‌گویند: «پروردگارا! نور ما را کامل کن و ما را ببخش که تو بر هر چیز توانائی!»///ای آنان که ایمان آوردید توبه کنید بسوی خدا توبه نصوح امید است پروردگار شما بسترد از شما بدیهای شما را و درآرد شما را باغهائی که روان است زیر آنها جویها روزی که خوار نگرداند خدا پیمبر و آنان را که ایمان آوردند با او پرتو ایشان می‌دود پیش روی ایشان و بر سوی راستشان گویند پروردگارا تمام گردان برای ما نور ما را و بیامرز ما را که توئی بر همه چیز توانا///هان ای کسانی که ایمان آوردید! سوی خدا بازگشتی بسیار ناصحا‌نه کنید. امید است که پروردگارتان بدی‌هایتان را از شما بزداید و شما را به باغ‌هایی که از زیر (درختان) شان نهرها روان است در آورد. روزی که خدا پیامبر برجسته (ی خود) و کسانی را که با او ایمان آورده بودند خوار نمی‌گرداند، نورشان از پیشاپیش آنان و سمت راستشان می‌شتابد، گویند: «پروردگارمان! نورمان را برایمان کامل گردان و برایمان (گناهانمان را) بپوشان، که تو بر هر چیزی بسیار توانایی.» quran_en_fa O Prophet! Strive hard against the Unbelievers and the Hypocrites, and be firm against them. Their abode is Hell,- an evil refuge (indeed). ای پیامبر! با کافران و منافقان جنگ کن و بر آنان سخت بگیر و جایگاهشان دوزخ است و بد بازگشت گاهی است.///ای پیامبر! با کافران و منافقان جنگ کن و بر آنان سخت بگیر و جایگاهشان دوزخ است و بد بازگشت گاهی است.///اى پیامبر، با کفار و منافقان جهاد کن و بر آنها سخت بگیر. جایگاهشان جهنم است که بد سرانجامى است.///اى پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنها سخت گیر که جایگاهشان جهنم است و چه بد سر انجامى است///اى پیامبر، با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت گیر [که‌] جاى ایشان در جهنم خواهد بود و چه بد سرانجامى است.///اى پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت گیر! و جایگاه آنان دوزخ است و بد بازگشت‌گاهى است!///الا ای رسول گرامی، اینک با کفار و منافقان به جهاد و کارزار پرداز و بر آنها (تا ایمان نیاورده‌اند) سخت گیر و (بدان که) مأوای آنها دوزخ است که بسیار بد منزلگاهی است.///ای پیامبر با کافران و منافقان جهاد کن، و با آنان درشتی کن که سرا و سرانجامشان جهنم است و بد سرانجامی است‌///ای پیامبر! با کفار و منافقین پیکار کن و بر آنان سخت بگیر! جایگاهشان جهنم است، و بد فرجامی است!///ای پیمبر جهاد کن با کافران و منافقان و درشتی کن بر ایشان و جایگاه ایشان است دوزخ و چه زشت است آن جایگاه‌///هان ای پیامبر برجسته! با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر. و پناه‌گاهشان جهنم است و چه بد سرانجامی است. quran_en_fa Allah sets forth, for an example to the Unbelievers, the wife of Noah and the wife of Lut: they were (respectively) under two of our righteous servants, but they were false to their (husbands), and they profited nothing before Allah on their account, but were told: "Enter ye the Fire along with (others) that enter!" خدا برای کافران، زن نوح و زن لوط را مثل زده که تحت سرپرستی و زوجیت دو بنده شایسته از بندگان ما بودند، ولی [در امر دین و دین داری] به آن دو [بنده شایسته ما] خیانت ورزیدند، و آن دو [پیامبر] چیزی از عذاب خدا را از آن دو زن دفع نکردند و [هنگام مرگ] به آن دو گفته شد: با وارد شوندگان وارد آتش شوید.///خدا برای کافران، زن نوح و زن لوط را مثل زده که تحت سرپرستی و زوجیت دو بنده شایسته از بندگان ما بودند، ولی [در امر دین و دین داری] به آن دو [بنده شایسته ما] خیانت ورزیدند، و آن دو [پیامبر] چیزی از عذاب خدا را از آن دو زن دفع نکردند و [هنگام مرگ] به آن دو گفته شد: با وارد شوندگان وارد آتش شوید.///خدا براى کافران مثل زن نوح و زن لوط را مى‌آورد که هر دو در نکاح دو تن از بندگان صالح ما بودند و به آن دو خیانت ورزیدند. و آنها نتوانستند از زنان خود دفع عذاب کنند و گفته شد: با دیگران به آتش درآیید.///خدا براى کسانى که کافر شده‌اند، زن نوح و زن لوط را مثل آورده که هر دو در نکاح دو بنده‌ى شایسته از بندگان ما بودند و به آنها خیانت کردند، و آن دو [پیامبر] نتوانستند در برابر خدا کارى براى آن دو [زن‌] انجام دهند و گفته شد: با داخل شوندگان، داخل آتش شوی///خدا براى کسانى که کفر ورزیده‌اند، آن نوح و آن لوط را مثل آورده [که‌] هر دو در نکاح دو بنده از بندگان شایسته ما بودند و به آنها خیانت کردند، و کارى از دست [شوهران‌] آنها در برابر خدا ساخته نبود، و گفته شد: «با داخل شوندگان داخل آتش شوید.»///خداوند براى کسانى‌که کفر ورزیدند، زن نوح و زن لوط را مثال زده است که این دو، تحت سرپرستى دو بنده‌ی شایسته از بندگان ما بودند؛ ولى به آن دو خیانت کردند. پس در برابر [کیفر] خداوند براى آن دو زن، هیچ کارى از آن دو [پیامبر] ساخته نبود و به آنان گفته شد: «با [دیگر] واردشوندگان، به آتش [دوزخ] درآیید!»///خدا برای کافران زن نوح و زن لوط را مثال آورد که تحت (فرمان) دو بنده صالح ما بودند و به آنها (نفاق و) خیانت کردند و آن دو شخص (با وجود مقام نبوت) نتوانستند آنها را از (قهر) خدا برهانند و به آنها حکم شد که با دوزخیان در آتش درآیید.///خداوند درباره کافران مثلی می‌زند، و آن همسر نوح است و همسر لوط که در حباله دو بنده از بندگان شایسته ما بودند، سپس به ایشان خیانت کردند، و آن دو [پیامبر] در برابر امر [و عذاب‌] الهی چیزی را از آنان باز نداشتند، و [به آنان‌] گفته شود، همراه سایر وارد شوندگان، وارد آتش [جهنم‌] شوید///خداوند برای کسانی که کافر شده‌اند به همسر نوح و همسر لوط مثل زده است، آن دو تحت سرپرستی دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولی به آن دو خیانت کردند و ارتباط با این دو (پیامبر) سودی به حالشان (در برابر عذاب الهی) نداشت، و به آنها گفته شد: «وارد آتش شوید همراه کسانی که وارد می‌شوند!»///زده است خدا مثلی برای آنان که کفر ورزیدند زن نوح و زن لوط بودند زیر فرمان دو بنده‌ای از بندگان ما شایستگانی پس خیانت کردند با آنان پس بی‌نیاز نساختندشان از خدا چیزی را و گفته شد به آتش درآئید با درآیندگان‌///خدا برای کسانی که کافر شدند، زن نوح و زن لوط را مثل آورده (که) هر دو تحت (نکاح) دو بنده‌ی شایسته از بندگان ما بودند. پس (اینان) به آنان خیانت کردند. و کاری از دست آن دو [: شوهرانشان] درباره‌ی آنان از (عذاب) خدا ساخته نبود. و (به آن دو زن) گفته شد: «با داخل‌شوندگان، در آتش داخل شوید.» quran_en_fa And Allah sets forth, as an example to those who believe the wife of Pharaoh: Behold she said: "O my Lord! Build for me, in nearness to Thee, a mansion in the Garden, and save me from Pharaoh and his doings, and save me from those that do wrong"; و خدا برای مؤمنان همسر فرعون را مثل زده است هنگامی که گفت: پروردگارا! برای من نزد خودت خانه‌ای در بهشت بنا کن ومرا از فرعون وکردارش رهایی بخش ومرا از مردم ستمکار نجات ده.///و خدا برای مؤمنان همسر فرعون را مثل زده است هنگامی که گفت: پروردگارا! برای من نزد خودت خانه‌ای در بهشت بنا کن ومرا از فرعون وکردارش رهایی بخش ومرا از مردم ستمکار نجات ده.///و خدا براى کسانى که ایمان آورده‌اند، آن فرعون را مثل مى‌زند آنگاه که گفت: اى پروردگار من، براى من در بهشت نزد خود خانه‌اى بنا کن و مرا از فرعون و عملش نجات ده و مرا از مردم ستمکاره برهان.///و خدا براى کسانى که ایمان آورده‌اند، همسر فرعون را مثل آورده، آن‌گاه که گفت: پروردگارا! براى من نزد خویش در بهشت خانه‌اى بساز و مرا از [شر] فرعون و عمل او نجات ده و مرا از مردم ستمکار برهان///و براى کسانى که ایمان آورده‌اند، خدا همسر فرعون را مثل آورده، آنگاه که گفت: «پروردگارا، پیش خود در بهشت خانه‌اى برایم بساز، و مرا از فرعون و کردارش نجات ده، و مرا از دست مردم ستمگر برهان.»///و خداوند براى کسانى که ایمان آوردند، به همسر فرعون مثل زده است. آن‌گاه که گفت: «پروردگارا! نزد خود در بهشت براى من خانه‌اى بساز! و مرا از فرعون و کردار او نجات بده! و مرا از [این] گروه ستمگر رهایى بخش!»///و باز خدا برای مؤمنان (آسیه) زن فرعون را مثل آورد هنگامی که (از شوهر کافرش بیزاری جست و) عرض کرد: بار الها (من از قصر فرعونی و عزت دنیوی او گذشتم) تو خانه‌ای برای من نزد خود در بهشت بنا کن و مرا از شر فرعون (کافر) و کردارش و از قوم ستمکار نجات بخش.///و نیز خداوند درباره مؤمنان مثلی می‌زند و آن همسر فرعون است که [در اوج سختی کشیدن‌] گفت پروردگارا برای من در نزد خودت، خانه‌ای در بهشت بنا کن، و مرا از شر فرعون و عمل او رهایی ده، و از قوم ستمکار نجاتم بخش‌///و خداوند برای مؤمنان، به همسر فرعون مثل زده است، در آن هنگام که گفت: «پروردگارا! خانه‌ای برای من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و کار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایی بخش!»///و زده است خدا مثلی برای آنان که ایمان آوردند زن فرعون را گاهی که گفت پروردگارا بساز برایم نزد خویش خانه‌ای در بهشت و برهانم از فرعون و کردارش و برهانم از گروه ستمگران‌///و برای کسانی که ایمان آورده‌اند، خدا همسر فرعون را مثل آورد، آن‌گاه که گفت: «پروردگارم! نزد خود در بهشت خانه‌ای برایم بساز و مرا از فرعون و کردارش نجات ده و مرا از دست گروه ستمگران برهان.» quran_en_fa And Mary the daughter of 'Imran, who guarded her chastity; and We breathed into (her body) of Our spirit; and she testified to the truth of the words of her Lord and of His Revelations, and was one of the devout (servants). و [نیز] مریم دختر عمران [را مثل زده است] که دامان خود را پاک نگه داشت و در نتیجه از روح خود در او دمیدیم و کلمات پروردگارش و کتاب‌های او را تصدیق کرد و از اطاعت کنندگان [فرمان‌های خدا] بود.///و [نیز] مریم دختر عمران [را مثل زده است] که دامان خود را پاک نگه داشت و در نتیجه از روح خود در او دمیدیم و کلمات پروردگارش و کتاب‌های او را تصدیق کرد و از اطاعت کنندگان [فرمان‌های خدا] بود.///و مریم دختر عمران را که شرمگاه خویش را از زنا نگه داشت و ما از روح خود در آن دمیدیم. و او کلمات پروردگار خود و کتابهایش را تصدیق کرد و او از فرمانبرداران بود.///و مریم دختر عمران را [مثل آورده‌] که دامان خود را پاک نگاه داشت پس ما از روح خود در آن دمیدیم و او سخنان پروردگار خود و کتاب‌هاى او را تصدیق نمود و از فرمانبرداران بود///و مریم دخت عمران را، همان کسى که خود را پاکدامن نگاه داشت و در او از روح خود دمیدیم و سخنان پروردگار خود و کتابهاى او را تصدیق کرد و از فرمانبرداران بود.///و [خداوند به] مریم دختر عمران [نیز مثل زده است.] زنى که دامان خود را پاک نگاه داشت، پس ما از روح خود در او دمیدیم [تا عیسى در دامان او متولد شد،] و او کلمات پروردگارش و کتاب‌های او را تصدیق کرد و از فرمان‌برداران بود.///و نیز مریم دخت عمران را (مثل آورد) که رحمش را پاکیزه داشت و ما در آن از روح قدسی خویش بدمیدیم، و او کلمات پروردگار خود و کتب آسمانی او را (با کمال ایمان) تصدیق کرد و از بندگان مطیع خدا به شمار بود.///و نیز مریم دختر عمران را که ناموس خود را محفوظ داشت، آنگاه از روح خویش در آن دمیدیم، و سخنان و کتابهای پروردگارش را استوار گرفت، و از فرمانبرداران بود///و همچنین به مریم دختر عمران که دامان خود را پاک نگه داشت، و ما را از روح خود در آن دمیدیم؛ او کلمات پروردگار و کتابهایش را تصدیق کرد و از مطیعان فرمان خدا بود!///و مریم دخت عمران را که نگهداشت فرج خویش را تا دمیدیم در آن از روح خویش و تصدیق کرد به سخنان پروردگار خود و کتابهای او و گشت از فروتنان‌///و مریم‌، دخت عمران را، همان کسی که عورت خود را (پاک) نگاه داشت. پس در آن از روح ویژه‌مان (از میان آفریدگان) دمیدیم و (وی) سخنان پروردگار خود و کتاب‌های او را تصدیق کرد و از عابدان مخلص بود. quran_en_fa Blessed be He in Whose hands is Dominion; and He over all things hath Power;- همیشه سودمند و با برکت است آنکه فرمانروایی [همه هستی] به دست اوست و او بر هر کاری تواناست.///همیشه سودمند و با برکت است آنکه فرمانروایی [همه هستی] به دست اوست و او بر هر کاری تواناست.///بزرگوار و متعالى است خداوندى که فرمانروایى به دست اوست و او بر هر چیزى تواناست.///پرخیر و پاینده است آن که فرمانروایى به دست اوست و او بر هر چیزى تواناست///بزرگوار [و خجسته‌] است آنکه فرمانروایى به دست اوست و او بر هر چیزى تواناست.///پر خیر و برکت و بلند مرتبه است آن [خدایى] که فرمانروایى به دست اوست و او بر هر کارى تواناست.///بزرگوار خدایی که سلطنت ملک هستی به دست قدرت اوست و بر همه چیز تواناست.///بزرگا کسی که فرمانروایی به دست اوست و او بر هر کاری تواناست‌///پربرکت و زوال‌ناپذیر است کسی که حکومت جهان هستی به دست اوست، و او بر هر چیز تواناست.///خجسته باد آنکه به دستش پادشاهی است و او است بر همه چیز توانا///مبارک است کسی که فرمانروایی (جهان) تنها به دست اوست، و (هم) او بر هر چیزی بسی تواناست. quran_en_fa He Who created Death and Life, that He may try which of you is best in deed: and He is the Exalted in Might, Oft-Forgiving;- آنکه مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید، و او توانای شکست ناپذیر و بسیار آمرزنده است.///آنکه مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید، و او توانای شکست ناپذیر و بسیار آمرزنده است.///آن که مرگ و زندگى را بیافرید، تا بیازمایدتان که کدام یک از شما به عمل نیکوتر است و اوست پیروزمند و آمرزنده.///همان که مرگ و زندگى را بیافرید تا شما را بیازماید که کدامتان به عمل نیکوتر است، و او شکست ناپذیر آمرزنده است///همانکه مرگ و زندگى را پدید آورد تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید، و اوست ارجمند آمرزنده.///او که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما کار بهترى مى‌کنید و اوست عزیز و آمرزنده.///خدایی که مرگ و زندگانی را آفرید که شما بندگان را بیازماید تا کدام نیکوکارتر (و خلوص اعمالش بیشتر) است و او مقتدر و بسیار آمرزنده است.///کسی که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامیک نیکو کردارترید، و او پیروزمند آمرزگار است‌///آن کس که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل می‌کنید، و او شکست‌ناپذیر و بخشنده است.///آنکه آفرید مرگ و زندگی را تا بیازماید شما را کدامین نکوترید در کردار و او است عزتمند آمرزگار///کسی که مرگ و زندگی را آفرید، تا شما را بیازماید (که) کدامتان نیکوکارترید. و اوست عزیزی بس پوشنده. quran_en_fa He Who created the seven heavens one above another: No want of proportion wilt thou see in the Creation of (Allah) Most Gracious. So turn thy vision again: seest thou any flaw? آنکه هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفرید. در آفرینش [خدای] رحمان، خلل و نابسامانی و ناهمگونی نمی‌بینی، پس بار دیگر بنگر آیا هیچ خلل و نابسامانی و ناهمگونی می‌بینی؟///آنکه هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفرید. در آفرینش [خدای] رحمان، خلل و نابسامانی و ناهمگونی نمی‌بینی، پس بار دیگر بنگر آیا هیچ خلل و نابسامانی و ناهمگونی می‌بینی؟///آن که هفت آسمان طبقه طبقه را بیافرید. در آفرینش خداى رحمان هیچ خلل و بى‌نظمى نمى‌بینى. پس بار دیگر نظرکن، آیا در آسمان شکافى مى‌بینى؟///همان که هفت آسمان را بالاى هم بیافرید. در آفرینش [آن خداى‌] هستى بخش هیچ گونه تفاوت و اختلافى نمى‌بینى. پس چشم بگردان، آیا خلل و نقصانى مى‌بینى///همان که هفت آسمان را طبقه طبقه بیافرید. در آفرینش آن [خداى‌] بخشایشگر هیچ گونه اختلاف [و تفاوتى‌] نمى‌بینى. بازبنگر، آیا خلل [و نقصانى‌] مى‌بینى؟///همان کسى که هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفرید. در آفرینش [خداوند] رحمان هیچ نابسامانى و خللى نمى‌بینى. بار دیگر دیده باز کن، آیا هیچ شکاف و رخنه‌اى مى‌بینى؟///آن خدایی که هفت آسمان بلند را به طبقاتی منظم بیافرید و هیچ در نظم خلقت خدای رحمان بی‌نظمی و نقصان نخواهی یافت، باز بارها به دیده عقل بنگر تا هیچ نقص و خلل هرگز در آن توانی یافت؟///کسی که هفت آسمان را توبرتو آفرید، در آفرینش خداوند رحمان، هیچ گونه نابسامانی نمی‌بینی، باز چشم بگردان آیا هیچ رخنه‌ای می‌بینی؟///همان کسی که هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفرید؛ در آفرینش خداوند رحمان هیچ تضاد و عیبی نمی‌بینی! بار دیگر نگاه کن، آیا هیچ شکاف و خللی مشاهده می‌کنی؟!///آنکه آفرید هفت آسمان تودرتو (یا پی‌درپی) نبینی در آفرینش خدای مهربان تفاوتی (کم و بیشی) پس بگشای دیده را آیا بینی شکافی را///کسی که هفت آسمان را، طبقاتی (روی هم) بیافرید. در آفرینش (خدای) رحمان هیچ‌گونه (تضاد و) تفاوتی نمی‌بینی. پس باز (هم) بنگر، آیا هیچ‌گونه سستی (در آن) می‌بینی‌؟ quran_en_fa Again turn thy vision a second time: (thy) vision will come back to thee dull and discomfited, in a state worn out. سپس بار دیگر بنگر تا دیده‌ات در حالی که خسته و کم سو شده [و از یافتن خلل، نابسامانی و ناهمگونی فرو مانده] و درمانده گشته است، به سویت باز گردد.///سپس بار دیگر بنگر تا دیده‌ات در حالی که خسته و کم سو شده [و از یافتن خلل، نابسامانی و ناهمگونی فرو مانده] و درمانده گشته است، به سویت باز گردد.///بار دیگر نیز چشم باز کن و بنگر. نگاه تو خسته و درمانده به نزد تو باز خواهد گشت.///باز دوباره چشم بگردان [و بنگر، ولى‌] چشم، ناکام و خسته [از یافتن عیب‌] به سوى تو باز مى‌گردد///باز دوباره بنگر تا نگاهت زبون و درمانده به سویت بازگردد.///باز، پى در پى چشم خود را برگردان [خواهى دید که] چشم در حالى که خسته و ناتوان است، به سوى تو بازمى‌گردد [بی آن که نقص و خللى مشاهده کند].///باز دوباره به چشم بصیرت دقت کن تا دیده خرد زبون و خسته (نقصی نیافته) به سوی تو باز گردد.///سپس دوباره چشم بگردان، چشمت خسته و مانده باز می‌گردد///بار دیگر (به عالم هستی) نگاه کن، سرانجام چشمانت (در جستجوی خلل و نقصان ناکام مانده) به سوی تو باز می‌گردد در حالی که خسته و ناتوان است!///پس برگردان دیده را دوبار بازگردد بسویت چشم سرافکنده حالی که آن است کند (یا خوار)///سپس بار دیگر بنگر، تا دیده‌ات زبون و به حال درماندگی سویت بازگردد. quran_en_fa And we have, (from of old), adorned the lowest heaven with Lamps, and We have made such (Lamps) (as) missiles to drive away the Evil Ones, and have prepared for them the Penalty of the Blazing Fire. همانا ما آسمان دنیا را با چراغ هایی آراستیم و آنها را تیرهایی برای راندن شیطان‌ها قرار دادیم، و برای آنان [در آخرت] آتشی افروخته، آماده کرده‌ایم؛///همانا ما آسمان دنیا را با چراغ هایی آراستیم و آنها را تیرهایی برای راندن شیطان‌ها قرار دادیم، و برای آنان [در آخرت] آتشی افروخته، آماده کرده‌ایم؛///ما آسمان فرودین را به چراغهایى بیاراستیم و آن چراغها را وسیله راندن شیاطین گردانیدیم و برایشان شکنجه آتش سوزان آماده کرده‌ایم.///و همانا آسمان نزدیک‌تر را با چراغ‌هایى زینت دادیم و آنها را مایه‌ى راندن شیاطین قرار دادیم، و براى آنها عذاب آتش فروزان آماده کرده‌ایم///و در حقیقت، آسمان دنیا را با چراغهایى زینت دادیم و آن را مایه طرد شیاطین [= قواى مزاحم‌] گردانیدیم و براى آنها عذاب آتش فروزان آماده کرده‌ایم.///و همانا ما آسمان دنیا را با چراغ‌هایى آراستیم و آن را وسیله‌ی راندن شیطان‌ها قرار دادیم و براى آنها عذاب فروزان آماده کردیم.///و ما آسمان دنیا را به چراغهای انجم رخشان زیب و زیور دادیم و به تیر شهاب آن ستارگان شیاطین را راندیم و عذاب آتش فروزان را بر آنها مهیا ساختیم.///و به راستی آسمان دنیا را به چراغهای [ستارگان‌] آراستیم و آنها را رماننده شیاطین گرداندیم و برای آنان عذاب آتش افروخته، آماده ساختیم‌///ما آسمان پایین (نزدیک) را با چراغهای فروزانی زینت بخشیدیم، و آنها [= شهابها] را تیرهایی برای شیاطین قرار دادیم، و برای آنان عذاب آتش فروزان فراهم ساختیم!///و هرآینه آراستیم آسمان نزدیک را به چراغهائی و گردانیدیم آنها را پرتابهائی برای دیوان (شیاطین) و آماده ساختیم برای ایشان عذابی سوزان‌///و همانا ما نزدیکترین آسمان (به زمین) را همواره با چراغ‌هایی زینت دادیم و آنها را (مراکزی) برای سنگباران‌هایی برای شیطان‌ها نهادیم و برایشان عذابی بس سوزان آماده کردیم. quran_en_fa For those who reject their Lord (and Cherisher) is the Penalty of Hell: and evil is (such), Destination. و برای کسانی که به پروردگارشان کافر شدند، عذاب دوزخ است و بد بازگشت گاهی است.///و برای کسانی که به پروردگارشان کافر شدند، عذاب دوزخ است و بد بازگشت گاهی است.///و براى کسانى که به پروردگارشان کافر شده‌اند عذاب جهنم باشد و جهنم بد سرانجامى است.///و براى کسانى که به پروردگارشان کافر شدند عذاب جهنم است، و بد سر انجامى است///و کسانى که به پروردگارشان انکار آوردند، عذاب آتش جهنم خواهند داشت و چه بد سرانجامى است.///و براى کسانى که به پروردگارشان کفر ورزند، عذاب جهنم است که بد بازگشت‌گاهى است.///و بر آنان که به خدای خود کافر شدند عذاب جهنم که بسیار بد منزلگاهی است مهیاست.///و برای کسانی که به پروردگارشان کفرورزیدند عذاب جهنم [آماده‌] است، و چه بد سرانجامی است‌///و برای کسانی که به پروردگارشان کافر شدند عذاب جهنم است، و بد فرجامی است!///و آنان را که کفر ورزیدند به پروردگار خویش عذاب دوزخ است و چه زشت است آن جایگاه‌///و برای کسانی که به پروردگارشان کافر شدند، عذاب جهنم است و چه بد سرانجامی است. quran_en_fa When they are cast therein, they will hear the (terrible) drawing in of its breath even as it blazes forth, هنگامی که در آن افکنده شوند از آن در حالی که در جوش و فوران است، صدایی هولناک و دلخراش می‌شنوند.///هنگامی که در آن افکنده شوند از آن در حالی که در جوش و فوران است، صدایی هولناک و دلخراش می‌شنوند.///چون در جهنم افکنده شوند، به جوش آید و بانگ زشتش را بشنوند،///چون در آن جا افکنده شوند، از آن در حالى که فوران مى‌کند خروشى سهمگین مى‌شنوند///چون در آنجا افکنده شوند، از آن خروشى مى‌شنوند در حالى که مى‌جوشد.///هنگامى که [کافران] به دوزخ پرتاب شوند، خروش هولناک و دلخراش آن را مى‌شنوند، در حالى که جوشش و فوران دارد.///که چون به آن جهنم در افتند فریاد منکری چون شهیق خران از آتش چون دیگ جوشان می‌شنوند.///چون در آنجا افکنده شوند، نعره آن را می‌شنوند، و آن بر می‌جوشد///هنگامی که در آن افکنده شوند صدای وحشتناکی از آن می‌شنوند، و این در حالی است که پیوسته می‌جوشد!///گاهی که افکنده شوند در آن بشنوند برایش دمیدنی (یا خروشی) و آن است جوشان‌///هنگامی‌که در آنجا افکنده شوند، از آن خروشی (خراش‌دار) می‌شنوند، در حالی که زبانه می‌کشد. quran_en_fa Almost bursting with fury: Every time a Group is cast therein, its Keepers will ask, "Did no Warner come to you?" نزدیک است که از شدت خشم متلاشی و پاره پاره شود. هرگاه گروهی در آن افکنده شوند، نگهبانانش از آنان می‌پرسند: آیا شما را بیم دهنده‌ای نیامد؟///نزدیک است که از شدت خشم متلاشی و پاره پاره شود. هرگاه گروهی در آن افکنده شوند، نگهبانانش از آنان می‌پرسند: آیا شما را بیم دهنده‌ای نیامد؟///نزدیک است که از خشم پاره‌پاره شود. و چون فوجى را در آن افکنند، خازنانش گویندشان: آیا شما را بیم‌دهنده‌اى نیامد؟///نزدیک است که از خشم پاره پاره شود. هر بار که گروهى در آن افکنده شوند، نگاهبانان آن از ایشان پرسند: آیا شما را هشدار دهنده‌اى نیامد///نزدیک است که از خشم شکافته شود. هر بار که گروهى در آن افکنده شوند، نگاهبانان آن از ایشان پرسند: «مگر شما را هشدار دهنده‌اى نیامد؟»///نزدیک است [دوزخ] از شدت خشم، پاره پاره شود. هرگاه گروهى [از دوزخیان] در آن افکنده شوند، نگهبانان دوزخ از آنان می‌پرسند: «آیا هشداردهنده‌اى به سراغ شما نیامد؟»///(دوزخ از خشم کافران) نزدیک است شکافته و قطعه قطعه شود، هر فوجی را که به آتش در افکنند خازنان جهنم از آنها پرسند: آیا پیغمبری برای راهنمایی شما نیامد؟///نزدیک است که از خشم پاره پاره گردد، هرگاه که گروهی در آن افکنده شوند، نگهبانانش از ایشان پرسند آیا هشداردهنده‌ای نزد شما نیامد؟///نزدیک است (دوزخ) از شدت غضب پاره پاره شود؛ هر زمان که گروهی در آن افکنده می‌شوند، نگهبانان دوزخ از آنها می‌پرسند: «مگر بیم‌دهنده الهی به سراغ شما نیامد؟!»///نزدیک است جدا شود از خشم هر گاه افکنده شوند در آن فوجی پرسندشان نگهبانانش آیا نیامد شما را ترساننده‌ای‌///نزدیک است از خشم شکافته شود. هر بار گروهی در آن افکنده شوند، نگاهبانان آن از ایشان پرسند: «مگر شما را هشداردهنده‌ای نیامد؟» quran_en_fa They will say: "Yes indeed; a Warner did come to us, but we rejected him and said, 'Allah never sent down any (Message): ye are nothing but an egregious delusion!'" می‌گویند: چرا، بیم دهنده آمد، ولی او را انکار کردیم و گفتیم: خدا هیچ چیز نازل نکرده است؛ شما بیم دهندگان جز در گمراهی بزرگی نیستید؛///می‌گویند: چرا، بیم دهنده آمد، ولی او را انکار کردیم و گفتیم: خدا هیچ چیز نازل نکرده است؛ شما بیم دهندگان جز در گمراهی بزرگی نیستید؛///گویند: چرا، بیم‌دهنده آمد ولى تکذیبش کردیم و گفتیم: خدا هیچ چیز نازل نکرده است؛ شما در گمراهى بزرگى هستید.///گویند: چرا البته هشدار دهنده‌اى به سوى ما آمد، ولى تکذیب کردیم و گفتیم: خدا چیزى نفرستاده است جز این نیست که شما در گمراهى بزرگى هستید///گویند: «چرا، هشدار دهنده‌اى به سوى ما آمد و [لى‌] تکذیب کردیم و گفتیم: خدا چیزى فرو نفرستاده است، شما جز در گمراهى بزرگ نیستید.»///[دوزخیان] می‌گویند: «چرا! به راستی هشداردهنده‌ای به سراغ ما آمد؛ ولى ما تکذیب کردیم و گفتیم: خداوند چیزى نازل نکرده است و شما فقط در گمراهى بزرگى هستید.»///آنها در جواب گویند: آری، ما را رسول بیم دهنده حق آمد ولی ما تکذیب او کردیم و گفتیم که خدا چیزی (از آسمان) نفرستاده و جز اینکه شما رسولان سخت به گمراهی و ضلالتید هیچ نیست.///گویند چرا، هشداردهنده‌ای نزد ما آمد، آنگاه [او را] تکذیب کردیم و گفتیم خداوند چیزی فرو نفرستاده است، شما جز در گمراهی بزرگ نیستید///می‌گویند: «آری، بیم‌دهنده به سراغ ما آمد، ولی ما او را تکذیب کردیم و گفتیم: خداوند هرگز چیزی نازل نکرده، و شما در گمراهی بزرگی هستید!»///گفتند بلی بیامد ما را ترساننده‌ای پس تکذیب کردیم و گفتیم نفرستاده است خدا چیزی نیستید شما مگر در گمراهی گران‌///گفتند: «چرا، بی‌گمان هشداردهنده‌ای سویمان آمد، پس تکذیب (اش) کردیم و گفتیم خدا چیزی فرو نفرستاده است‌؛ شما جز در گمراهی بزرگی نیستید.» quran_en_fa They will further say: "Had we but listened or used our intelligence, we should not (now) be among the Companions of the Blazing Fire!" و می‌گویند: اگر ما [دعوت سعادت بخش آنان را] شنیده بودیم، یا [در حقایقی که برای ما آوردند] تعقل کرده بودیم، در میان [آتش] اهل آتش سوزان نبودیم.///و می‌گویند: اگر ما [دعوت سعادت بخش آنان را] شنیده بودیم، یا [در حقایقی که برای ما آوردند] تعقل کرده بودیم، در میان [آتش] اهل آتش سوزان نبودیم.///و مى‌گویند: اگر ما مى‌شنیدیم یا تعقل مى‌کردیم، اهل این آتش سوزنده نمى‌بودیم.///و گویند: اگر مى‌شنیدیم یا تعقل مى‌کردیم در زمره‌ى دوزخیان نبودیم///و گویند: «اگر شنیده [و پذیرفته‌] بودیم یا تعقل کرده بودیم در [میان‌] دوزخیان نبودیم.»///و می‌گویند: «اگر ما [دعوت پیامبران را] مى‌شنیدیم، یا می‌اندیشیدیم، در میان اهل آتش نبودیم.»///و گویند: اگر ما در دنیا (سخن انبیا) می‌شنیدیم یا به دستور عقل رفتار می‌کردیم (امروز) از دوزخیان نبودیم.///و گویند اگر [سخنان آنان را] به سمع قبول می‌شنیدیم یا تعقل می‌کردیم، از زمره دوزخیان نبودیم‌///و می‌گویند: «اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقل می‌کردیم، در میان دوزخیان نبودیم!»///و گفتند اگر بودیم می‌شنیدیم یا بخرد می‌یافتیم نمی‌شدیم در یاران آتش سوزان‌///و گفتند: «اگر شنیده بودیم، یا خردورزی می‌کردیم، در (میان) دوزخیان نبودیم.» quran_en_fa They will then confess their sins: but far will be (Forgiveness) from the Companions of the Blazing Fire! پس به گناه خود اعتراف می‌کنند. و مرگ و دوری از رحمت بر اهل آتش سوزان باد.///پس به گناه خود اعتراف می‌کنند. و مرگ و دوری از رحمت بر اهل آتش سوزان باد.///پس به گناه خود اعتراف مى‌کنند. اى لعنت باد بر آنها که اهل آتش سوزنده‌اند.///آرى به گناه خود اعتراف مى‌کنند، پس طرد و هلاکت باد بر اهل جهنم///پس به گناه خود اقرار مى‌کنند. و مرگ باد بر اهل جهنم///پس به گناه خود اعتراف می‌کنند، پس لعنت بر اهل آتش باد!///آنجا به گناه خود معترف شوند (که سودی ندارد و خطاب قهر فرا رسد) که اهل آتش افروخته (قهر، از رحمت حق) دور باد.///و بدین‌سان به گناهشان اعتراف می‌کنند، لعنت باد دوزخیان را///اینجاست که به گناه خود اعتراف می‌کنند؛ دور باشند دوزخیان از رحمت خدا!///پس اقرار کردند به گناه خویش پس دور باد برای یاران آتش سوزان‌///پس به گناه خود اعتراف کردند. پس برای جهنمیان بس فروپاشی (و نابسامانی) مقرر است. quran_en_fa As for those who fear their Lord unseen, for them is Forgiveness and a great Reward. بی تردید کسانی که در نهان از پروردگارشان می‌ترسند، برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ است.///بی تردید کسانی که در نهان از پروردگارشان می‌ترسند، برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ است.///براى کسانى که نادیده از پروردگارشان مى‌ترسند، آمرزش و مزد فراوان است.///کسانى که در نهان از پروردگارشان مى‌ترسند، آنها را آمرزش و پاداشى بزرگ است///کسانى که در نهان از پروردگارشان مى‌ترسند، آنان را آمرزش و پاداشى بزرگ خواهد بود.///همانا برای کسانى که از پروردگارشان در نهان مى‌ترسند، آمرزش و پاداشى بزرگ است.///همانا آنان که از خدای خود در پنهان می‌ترسند آنها را آمرزش و پاداش بزرگ (بهشت ابد) خواهد بود.///بی‌گمان کسانی که به نهان از پروردگارشان می‌هراسند، برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ است‌///(اما) کسانی که از پروردگارشان در نهان می‌ترسند، مسلما آمرزش و پاداش بزرگی دارند!///همانا آنان که بترسند پروردگار خویش را به نهان آنان را است آمرزشی و مزدی بزرگ‌///بی‌گمان کسانی که از پروردگارشان در نهان با احترام می‌هراسند، برایشان همواره پوششی و پاداشی بزرگ است. quran_en_fa And whether ye hide your word or publish it, He certainly has (full) knowledge, of the secrets of (all) hearts. و گفتارتان را پنهان کنید یا آن را آشکار سازید، مسلما او به نیات و اسرار سینه‌ها داناست.///و گفتارتان را پنهان کنید یا آن را آشکار سازید، مسلما او به نیات و اسرار سینه‌ها داناست.///چه به راز سخن گویید و چه آشکارا، او به هر چه در دلها مى‌گذرد داناست.///و [اگر] گفتارتان را پنهان دارید یا آشکار نمایید، بى‌گمان او به راز دل‌ها آگاه است///و [اگر] سخن خود را پنهان دارید، یا آشکارش نمایید، در حقیقت وى به راز دلها آگاه است.///گفتارتان را پنهان کنید یا آشکار سازید، او به آنچه در سینه‌هاست، داناست.///و شما سخن پنهان گویید یا آشکار، در علم حق یکسان است، که خدا به اسرار دلها هم البته داناست.///و سخنتان را چه پوشیده دارید چه آشکار، او به راز دلها داناست‌///گفتار خود را پنهان کنید یا آشکار (تفاوتی نمی‌کند)، او به آنچه در سینه‌هاست آگاه است!///و نهان کنید سخن خویش را یا آشکارش سازید همانا او است دانا بدانچه در سینه‌ها است‌///و سخنتان را (چه) پنهان بدارید، یا آشکارش نمایید، خدا همواره به (راز) ذاتی سینه‌ها بسی آگاه است. quran_en_fa Should He not know,- He that created? and He is the One that understands the finest mysteries (and) is well-acquainted (with them). آیا کسی که [همه موجودات را] آفریده است، نمی‌داند؟ و حال آنکه او لطیف و آگاه است.///آیا کسی که [همه موجودات را] آفریده است، نمی‌داند؟ و حال آنکه او لطیف و آگاه است.///آیا آن که آفریده نمى‌داند؟ حال آنکه او باریک‌بین و آگاه است.///آیا کسى که آفریده است نمى‌داند؟ حال آن که او باریک‌بین آگاه است///آیا کسى که آفریده است نمى‌داند؟ با اینکه او خود باریک بین آگاه است.///آیا کسى که آفرید، [از حالات آفریده‌ی خود] آگاه نیست؟ در حالى که او باریک‌بین و آگاه است.///آیا آن خدایی که خلق را آفریده عالم به اسرار آنها نیست؟ و حال آنکه او بر باطن و ظاهر همه امور عالم آگاه است.///آیا کسی که آفریده است، علم ندارد؟ و اوست باریک‌بین آگاه‌///آیا آن کسی که موجودات را آفریده از حال آنها آگاه نیست؟! در حالی که او (از اسرار دقیق) باخبر و آگاه است!///آیا نداند آنکه بیافریده است و او است تیزبین کارآگاه‌///آیا کسی که (جهان را) آفریده است نمی‌داند؟ در حالی که او بس باریک‌بین آگاه است‌. quran_en_fa It is He Who has made the earth manageable for you, so traverse ye through its tracts and enjoy of the Sustenance which He furnishes: but unto Him is the Resurrection. اوست که زمین را برای شما رام قرار داد، بنابراین بر اطراف و جوانب آن راه روید و از روزی خدا بخورید، و برانگیختن مردگان و رستاخیز به سوی اوست.///اوست که زمین را برای شما رام قرار داد، بنابراین بر اطراف و جوانب آن راه روید و از روزی خدا بخورید، و برانگیختن مردگان و رستاخیز به سوی اوست.///اوست که زمین را رام شما گردانید. پس بر روى آن سیر کنید، و از رزق خدا بخورید. چون از قبر بیرون آیید به سوى او مى‌روید.///او کسى است که زمین را براى شما رام کرد، پس در اطراف و اکناف آن قدم بردارید و از روزى او بخورید و [بدانید که‌] برانگیخته شدن [شما] به سوى اوست///اوست کسى که زمین را براى شما رام گردانید، پس در فراخناى آن رهسپار شوید و از روزى [خدا] بخورید و رستاخیز به سوى اوست.///اوست که زمین را براى شما رام و آرام ساخت، پس بر شانه‌هاى آن گام نهید و از روزی خدا بخورید. [و بدانید که] برانگیخته شدن فقط به سوى اوست.///او آن خدایی است که زمین را برای شما نرم و هموار گردانید پس شما در پست و بلندی‌های آن حرکت کنید و از روزی او خورید و (بدانید که) بازگشت همه خلایق به سوی اوست.///اوست کسی که زمین را برای شما رام گردانید، پس در گوشه و کنار آن رهسپار شوید و از روزی او بخورید، و رستاخیز به امر [و در پیشگاه‌] اوست‌///او کسی است که زمین را برای شما رام کرد، بر شانه‌های آن راه بروید و از روزیهای خداوند بخورید؛ و بازگشت و اجتماع همه به سوی اوست!///او است آنکه گردانید برای شما زمین را رام پس روان شوید به هر سویش و بخورید از روزیش و بسوی او است گردآمدن‌///اوست کسی که زمین را (همچون حیوانی راهوار) برای شما رام گردانید. پس در فراخناهای آن رهسپار شوید و از روزیش بخورید. و رستاخیز تنها فراسوی اوست‌. quran_en_fa Do ye feel secure that He Who is in heaven will not cause you to be swallowed up by the earth when it shakes (as in an earthquake)? آیا از کسی که [حاکمیت و فرمانروایی اش] در آسمان قطعی است [چه رسد در زمین] خود را در امان دیده‌اید، از اینکه [با شکافتن زمین] شما را در آن فرو برد در حالی که زلزله و جنبش موج آسایش را ادامه دهد؟///آیا از کسی که [حاکمیت و فرمانروایی اش] در آسمان قطعی است [چه رسد در زمین] خود را در امان دیده‌اید، از اینکه [با شکافتن زمین] شما را در آن فرو برد در حالی که زلزله و جنبش موج آسایش را ادامه دهد؟///آیا از آن که در آسمان است ایمن نشسته‌اید که ناگاه زمین را به لرزش درآورد و زمین شما را در خود فرو برد؟///آیا از آن کس که در آسمان است ایمن شده‌اید که شما را به زمین فرو برد، پس به ناگاه زمین بلرزد///آیا از آن کس که در آسمان است ایمن شده‌اید که شما را در زمین فرو برد، پس بناگاه [زمین‌] به تپیدن افتد؟///آیا خود را از [قهر] کسى که در آسمان است، ایمن مى‌دانید که شما را در زمین فروبرد، پس ناگاه زمین به لرزه افتد؟///آیا از (قهر) خدایی که در آسمان مقتدر و حکمفرماست ایمنید که شما را به زمین فرو برد در حالی که زمین به موج و اضطراب در افتد؟///آیا از آن که در آسمان است ایمنید که شما را در زمین فرو برد، در حالتی که آن ناگاه می‌جنبد؟///آیا خود را از عذاب کسی که حاکم بر آسمان است در امان می‌دانید که دستور دهد زمین بشکافد و شما را فرو برد و به لرزش خود ادامه دهد؟!///آیا ایمن شدید از آنکه در آسمان است که فروبرد شما را در زمین ناگاه آن است لرزنده‌///آیا از آن کس که در آسمان (قدرت و علم و عدالت) است، ایمن شدید (از این) که شما را در زمین فرو برد؟ پس زمین (در آن هنگامه) ناگهان روان گردد. quran_en_fa Or do ye feel secure that He Who is in Heaven will not send against you a violent tornado (with showers of stones), so that ye shall know how (terrible) was My warning? آیا از کسی که حاکمیت و فرمانروایی اش در آسمان قطعی است [چه رسد در زمین] خود را در امان دیده‌اید از اینکه توفانی سخت [که با خود ریگ و سنگ می‌آورد] بر شما فرستد؟ پس به زودی خواهید دانست که بیم دادن من چگونه است!///آیا از کسی که حاکمیت و فرمانروایی اش در آسمان قطعی است [چه رسد در زمین] خود را در امان دیده‌اید از اینکه توفانی سخت [که با خود ریگ و سنگ می‌آورد] بر شما فرستد؟ پس به زودی خواهید دانست که بیم دادن من چگونه است!///یا از آن که در آسمان است ایمن نشسته‌اید که ناگاه بادى همراه با سنگریزه بر سر شما فرستد؟ به زودى خواهید دانست که بیم‌دادن من چگونه است.///یا از آن کس که در آسمان است ایمن شده‌اید که بر سر شما تندبادى سنگبار فرو فرستد؟ پس زودا که بدانید بیم دادن من چگونه است///یا از آن کس که در آسمان است ایمن شده‌اید که بر [سر] شما تندبادى از سنگریزه فرو فرستد؟ پس به زودى خواهید دانست که بیم دادن من چگونه است///یا خود را از [قهر] کسى که در آسمان است، ایمن مى‌دانید که تندبادى از سنگریزه بر شما فروفرستد؟ پس به زودى خواهید دانست که هشدار من چگونه است.///آیا از قهر خدای مقتدری که در (زمین و) آسمان حکمفرماست ایمنید که تندبادی بفرستد و بر سر شما سنگ ببارد تا بدانید که وعده عذاب من چگونه است؟///یا از آن که در آسمان است ایمنید که بر شما شن‌بادی بفرستد، زودا که بدانید هشدار من چگونه است‌///یا خود را از عذاب خداوند آسمان در امان می‌دانید که تندبادی پر از سنگریزه بر شما فرستد؟! و بزودی خواهید دانست تهدیدهای من چگونه است!///یا ایمن شدید از آنکه در آسمان است که بفرستد بر شما سنگ ریزه پس زود است بدانید چگونه بوده است ترساننده من‌///یا از آن کسی که در آسمان است ایمن شدید، که بر شما (تندبادی با) سنگریزه‌ای فرو فرستد؟ پس به زودی خواهید دانست که بیم‌دهنده‌ی (از سوی) من چگونه است! quran_en_fa But indeed men before them rejected (My warning): then how (terrible) was My rejection (of them)? و مسلما کسانی که پیش از آنان بودند [آیات خدا و پیامبران را انکار کردند]، پس [بنگر] عذاب من چگونه بود!///و مسلما کسانی که پیش از آنان بودند [آیات خدا و پیامبران را انکار کردند]، پس [بنگر] عذاب من چگونه بود!///هر آینه کسانى که پیش از آنها بودند، پیامبران را تکذیب کردند. پس عذاب من چگونه بود.///و البته کسانى هم که پیش از آنها بودند به تکذیب پرداختند، پس [بنگر] عذاب من چگونه بود///و پیش از آنان [نیز] کسانى به تکذیب پرداختند پس عذاب من چگونه بود؟///همانا کسانى که پیش از آنان بودند، [پیامبران را] تکذیب کردند، پس [بنگر] کیفر من چگونه بود.///و همانا امم پیش از اینها نیز (رسولان ما را) تکذیب کردند پس (بنگرید) چگونه سخت آنها را هلاک کردم.///و به راستی که پیشینیان آنان تکذیب پیشه کردند پس [بنگر که‌] عقوبت من چگونه بود///کسانی که پیش از آنان بودند (آیات الهی را) تکذیب کردند، اما (ببین) مجازات من چگونه بود!///و همانا تکذیب کردند آنان که پیش از ایشان بودند پس چگونه بود کین کشیدن من‌///و همانا پیش از آنان (نیز) بی‌گمان کسانی تکذیب کردند. پس انکار (و انگار) من چگونه بود؟ quran_en_fa Do they not observe the birds above them, spreading their wings and folding them in? None can uphold them except (Allah) Most Gracious: Truly (Allah) Most Gracious: Truly it is He that watches over all things. آیا ندانسته‌اند که پرندگان بالای سرشان را در حالی که بال می‌گشایند و می‌بندند، فقط [خدای] رحمان در فضا نگه می‌دارد؟ یقینا او بر همه چیز بیناست.///آیا ندانسته‌اند که پرندگان بالای سرشان را در حالی که بال می‌گشایند و می‌بندند، فقط [خدای] رحمان در فضا نگه می‌دارد؟ یقینا او بر همه چیز بیناست.///آیا پرندگانى را که بال گشوده یا بال فراهم‌کشیده بر فراز سرشان در پروازند، ندیده‌اند؟ آنها را جز خداى رحمان کسى در هوا نگاه نتواند داشت. اوست که به همه چیز بیناست.///آیا به پرندگان بالاى سرشان ننگریسته‌اند که بال‌هایشان را باز و بسته مى‌کنند؟ آنها را جز [خداى‌] رحمان نگاه نمى‌دارد. مسلما او به هر چیزى بیناست///آیا در بالاى سرشان به پرندگان ننگریسته‌اند [که گاه‌] بال مى‌گسترند و [گاه‌] بال مى‌آنند؟ جز خداى رحمان [کسى‌] آنها را نگاه نمى‌دارد، او به هر چیزى بیناست.///آیا پرندگان را نمى‌بینند که بر فراز آنان، بال‌هاى خود را گسترده و [گاه] جمع مى‌کنند؟ هیچ­کس جز [خداوند] رحمان آنها را [در آسمان] نگاه نمى‌دارد. البته او به هر چیز بیناست.///آیا مرغان هوا را نمی‌نگرند که بالای سرشان پر گشوده، گاه بی‌حرکت و گاه با حرکت بال پرواز می‌کنند؟ کسی جز خدای مهربان آنها را (در فضا) نگاه نمی‌دارد، که او به احوال همه موجودات کاملا بیناست.///آیا به پرندگان بر فراز سرشان ننگریسته‌اند، که بال گشاده‌اند و فرو بندند [آن را]، هیچ کس جز خداوند رحمان آنها را نگه نمی‌دارد، که او به هر چیزی بیناست‌///آیا به پرندگانی که بالای سرشان است، و گاه بالهای خود را گسترده و گاه جمع می‌کنند، نگاه نکردند؟! جز خداوند رحمان کسی آنها را بر فراز آسمان نگه نمی‌دارد، چرا که او به هر چیز بیناست!///آیا ننگریستند مرغان بر فراز ایشان بال‌گشایندگان و بازدارندگان بالهای خویش نگاه نداردشان جز خداوند مهربان همانا او است به همه چیز بینا///آیا و بالای سرشان، سوی پرندگان ننگریسته‌اند، حال آنکه صف کشیدگان و نگهبانان (خود) اند (و) جز (خدای) رحمان (کسی) آنها را نگه نمی‌دارد؟ به‌راستی او به هر چیزی بسیار بیناست. quran_en_fa Nay, who is there that can help you, (even as) an army, besides (Allah) Most Merciful? In nothing but delusion are the Unbelievers. آیا آن کیست [از] سپاهتان که شما را به هنگام نزول عذاب در برابر خدای رحمان یاری دهد؟ کافران جز دچار فریب [شیطان] نیستند.///آیا آن کیست [از] سپاهتان که شما را به هنگام نزول عذاب در برابر خدای رحمان یاری دهد؟ کافران جز دچار فریب [شیطان] نیستند.///آیا آنان که یاران شمایند توانند در برابر خدا یاریتان کنند؟ کافران در فریبى بیش نیستند.///آیا کیست آن کسى که او سپاه [و پشتوانه‌] شماست و شما را در برابر [خداى‌] رحمان یارى مى‌کند؟ کافران جز دچار فریب نیستند///یا آن کسى که خود براى شما [چون‌] سپاهى است که یاریتان مى‌کند، جز خداى رحمان کیست؟ کافران جز گرفتار فریب نیستند.///کیست آن کسى که سپاه شماست و شما را در برابر [قهر خداوند] رحمان یارى مى‌دهد؟ کافران تنها دچار فریبند.///آیا آن کیست که سپاه و مددکار شما باشد و همه‌گونه شما را در برابر خدای مهربان یاری تواند کرد؟ پس کافران جز در غرور و فریبی بیش نیستند.///یا کیست آنکه سپاه شماست که شما را در برابر خدای رحمان یاری دهد؟ کافران جز در [توهم و] فریب خوردگی نیستند///آیا این کسی که لشکر شماست می‌تواند شما را در برابر خداوند یاری دهد؟ ولی کافران تنها گرفتار فریبند!///آیا آنکه اوست سپاهی برای شما یاریتان کند جز خدای مهربان نیستند کافران مگر در فریب‌///یا آن‌که برایتان سپاهی است تا از (عذاب) رحمان یاریتان کند؟ کافران جز در (ژرفای) فریب نیستند. quran_en_fa Or who is there that can provide you with Sustenance if He were to withhold His provision? Nay, they obstinately persist in insolent impiety and flight (from the Truth). یا کیست آنکه به شما روزی دهد، اگر خدا روزی اش را از شما باز دارد؟ [نه اینکه حقیقت را نمی‌دانند] بلکه در سرکشی و نفرت [از حق سرسختی و] پافشاری می‌کنند.///یا کیست آنکه به شما روزی دهد، اگر خدا روزی اش را از شما باز دارد؟ [نه اینکه حقیقت را نمی‌دانند] بلکه در سرکشی و نفرت [از حق سرسختی و] پافشاری می‌کنند.///آیا کیست آن که به شما روزى دهد اگر او روزى خویش باز دارد؟ نه، در سرکشى و دورى از حق لجاج مى‌ورزند.///آیا کیست آن که اگر [خدا] روزى خود را از شما باز دارد روزیتان مى‌دهد؟ [ولى آنها پند نمى‌گیرند،] بلکه در سرکشى و فرار از حق اصرار مى‌ورزند///یا کیست آن که به شما روزى دهد اگر [خدا] روزى خود را [از شما] باز دارد؟ [نه‌] بلکه در سرکشى و نفرت پافشارى کردند.///کیست آن که اگر خداوند روزی‌اش را بازدارد، به شما روزى دهد؟ بلکه آنان در سرکشى و فرار [از حق]، لجاجت مى‌کنند.///آیا آن کیست که اگر خدا از شما رزق خود باز گیرد او روزی به شما تواند داد؟ بلکه کافران دانسته در طغیان و عصیان لجاج ورزند و از حق اعراض می‌کنند.///یا کیست آنکه اگر [خداوند] روزی‌اش را باز گیرد، شما را روزی دهد؟، حق این است که در گردنکشی و رمیدگی پای می‌فشرند///یا آن کسی که شما را روزی می‌دهد، اگر روزیش را بازدارد (چه کسی می‌تواند نیاز شما را تأمین کند)؟! ولی آنها در سرکشی و فرار از حقیقت لجاجت می‌ورزند!///آیا آنکه او روزیتان همی‌دهد اگر باز دارد روزی خویش را بلکه خیره‌گی کردند در سرکشی و رمیدنی‌///یا کیست آن کس که شما را روزی می‌دهد، اگر (خدا) روزی خود را (از شما) باز دارد؟ (نه!) بلکه در سرکشی و نفرت‌، لجاجت و پافشاری کردند. quran_en_fa Is then one who walks headlong, with his face grovelling, better guided,- or one who walks evenly on a Straight Way? آیا کسی که نگونسار و به صورت افتاده حرکت می‌کند، هدایت یافته‌تر است یا آنکه راست قامت بر راه راست می‌رود؟///آیا کسی که نگونسار و به صورت افتاده حرکت می‌کند، هدایت یافته‌تر است یا آنکه راست قامت بر راه راست می‌رود؟///آیا آن کس که نگونسار بر روى افتاده راه مى‌رود، هدایت یافته‌تر است یا آن که بر پاى ایستاده و بر راه راست مى‌رود؟///پس آیا آن که نگونسار بر صورت خویش مى‌رود هدایت یافته‌تر است یا آن کسى که راست قامت بر راه راست مى‌رود///پس آیا آن کس که نگونسار راه مى‌پیماید هدایت یافته‌تر است یا آن کس که ایستاده بر راه راست مى‌رود؟///پس آیا کسى که به رو افتاده [و خزیده] راه مى‌رود، هدایت‌یافته‌تر است؟ یا کسى که ایستاده بر راه راست مى‌رود؟///آیا آن کس که (در کفر و جهالت) سرنگون به رو در افتاده یا آن که با قامت راست به راه راست (ایمان) است کدام بهتر هدایت یافته‌اند؟///آیا کسی که به رو در افتاده نگونسار می‌رود، رهیافته‌تر است، یا کسی که استوار بر راه راست ره می‌سپارد؟///آیا کسی که به رو افتاده حرکت می‌کند به هدایت نزدیکتر است یا کسی که راست‌قامت در صراط مستقیم گام برمی‌دارد؟!///آیا آنکه روان است افتاد به روی خویش رهنمون‌تر است یا آنکه می‌رود استوار بر راهی راست‌///آیا پس آن کس که نگونسار بر چهره‌اش راه می‌پیماید راه‌یافته‌تر است، یا آن کس که (راستا) بر راهی بس راست می‌رود؟ quran_en_fa Say: "It is He Who has created you (and made you grow), and made for you the faculties of hearing, seeing, feeling and understanding: little thanks it is ye give. بگو: اوست که شما را آفرید و برای شما گوش و دیده و دل قرار داد، ولی اندکی سپاس می‌گزارید.///بگو: اوست که شما را آفرید و برای شما گوش و دیده و دل قرار داد، ولی اندکی سپاس می‌گزارید.///بگو: اوست که شما را آفریده است و گوش و چشم و دل داده است. چه اندک سپاس مى‌گزارید.///بگو: اوست آن کس که شما را آفرید و براى شما شنوایى و دیدگان و دل‌ها پدید آورد. [ولى‌] کم سپاس مى‌گزارید///بگو: «اوست آن کس که شما را پدید آورده و براى شما گوش و دیدگان و دلها آفریده است. چه کم سپاسگزارید.»///[ای پیامبر!] بگو: «اوست کسى که شما را پدید آورد و براى شما گوش و چشم‌ها و دل‌ها قرار داد. چه اندک سپاسگزاری مى‌کنید!»///بگو: اوست خدایی که شما را از نیستی به هستی آورد و دو گوش و چشم (شنوا و بینا) و دل (هوشیار) به شما عطا کرد (تا شکر نعمتش گویید) حال آنکه بسیار کم از نعم او شکرگزاری می‌کنید.///بگو او کسی است که شما را پدید آورده است و برای شما گوش [ها] و چشم [ها] و قلب [ها] آفریده است، چه اندکمایه سپاس می‌گزارید///بگو: «او کسی است که شما را آفرید و برای شما گوش و چشم و قلب قرار داد؛ اما کمتر سپاسگزاری می‌کنید!»///بگو او است آنکه پدید آورد شما را و نهاد برای شما گوش و دیدگان و دلها را به کمی سپاس گزارید///بگو: «اوست آن کسی که شما را پدید آورد، و برای شما گوش‌ها و دیده‌ها و دل‌هایی فروزان آفرید. چه کم سپاسگزارید.» quran_en_fa Say: "It is He Who has multiplied you through the earth, and to Him shall ye be gathered together." بگو: اوست که شما را در زمین آفرید و به سوی او محشور می‌شوید.///بگو: اوست که شما را در زمین آفرید و به سوی او محشور می‌شوید.///بگو: اوست که شما را در زمین آفرید و در قیامت نزد او گرد آورده مى‌شوید.///بگو: اوست که شما را در زمین پراکنده ساخته و به سوى او محشور مى‌شوید///بگو: «اوست که شما را در زمین پراکنده کرده، و به نزد او [ست که‌] گرد آورده خواهید شد.»///بگو: «اوست کسى که شما را در زمین آفرید و به سوى او محشور مى‌شوید.»///بگو: اوست خدایی که شما را در زمین (از خاک) برانگیخت و (پس از مرگ) باز به سوی او محشور می‌شوید.///بگو او کسی است که شما را در زمین پدید آورد، و به نزد او محشور می‌شوید///بگو: «او کسی است که شما را در زمین آفرید و به سوی او محشور می‌شوید!»///بگو او است آنکه آفرید شما را در زمین و بسویش بازگردانیده شوید///بگو: «اوست آن کس که شما را در زمین پدیدار (و) آشکار کرد و تنها فراسوی او (ست که) گرد آورده خواهید شد.» quran_en_fa They ask: When will this promise be (fulfilled)? - If ye are telling the truth. و می‌گویند: اگر راستگویید این وعده وقوع [رستاخیز] کی خواهد بود؟///و می‌گویند: اگر راستگویید این وعده وقوع [رستاخیز] کی خواهد بود؟///مى‌گویند: اگر راست مى‌گویید، این وعده چه وقت فرا مى‌رسد؟///و مى‌گویند: این وعده کى خواهد بود اگر راست مى‌گویید///و مى‌گویند: «اگر راست مى‌گویید، این وعده کى خواهد بود؟»///و [کافران] مى‌گویند: «اگر راست مى‌گویید، این وعده کی فرامى‌رسد؟»///و کافران (به تمسخر) گویند: این وعده قیامت کی خواهد بود اگر شما راست می‌گویید؟///و می‌گویند اگر راست می‌گویید، پس کی این وعده فرا می‌رسد؟///آنها می‌گویند: «اگر راست می‌گویید این وعده قیامت چه زمانی است؟!»///و گویند کی است این وعده اگر هستید راستگویان‌///و می‌گویند: «اگر (از) راستان بوده‌اید، (تحقق) این وعده کی خواهد بود؟» quran_en_fa Say: "As to the knowledge of the time, it is with Allah alone: I am (sent) only to warn plainly in public." بگو: دانش و آگاهی [این حقیقت] فقط نزد خداست و من تنها بیم دهنده‌ای آشکارم.///بگو: دانش و آگاهی [این حقیقت] فقط نزد خداست و من تنها بیم دهنده‌ای آشکارم.///بگو: علم آن نزد خداست و من بیم‌دهنده‌اى آشکارم.///بگو: علم آن فقط نزد خداست و من صرفا هشداردهنده‌اى آشکارم///بگو: «علم [آن‌] فقط پیش خداست و من صرفا هشدار دهنده‌اى آشکارم.»///بگو: «علم [به زمان قیامت،] تنها نزد خداوند است و من تنها بیم‌دهنده‌ای آشکارم.»///بگو: علم آن تنها نزد خداست و من منحصرا وظیفه‌ام این است که شما را (از عذاب حق) بترسانم.///بگو آگاهی از آن فقط نزد خداوند است، و من فقط هشداردهنده‌ای آشکارم‌///بگو: «علم آن تنها نزد خداست؛ و من فقط بیم‌دهنده آشکاری هستم!»///بگو جز این نیست که علم نزد خدا است و جز این نیست که منم ترساننده آشکار///بگو: «(تمامی) علم تنها نزد خداست و من تنها هشداردهنده‌ای روشنگرم.» quran_en_fa At length, when they see it close at hand, grieved will be the faces of the Unbelievers, and it will be said (to them): "This is (the promise fulfilled), which ye were calling for!" پس زمانی که آن [وعده داده شده] را از نزدیک ببینند، چهره کافران درهم و زشت گردد [و به آنان گویند:] این است همان چیزی که آن را [از روی مسخره] می‌خواستید.///پس زمانی که آن [وعده داده شده] را از نزدیک ببینند، چهره کافران درهم و زشت گردد [و به آنان گویند:] این است همان چیزی که آن را [از روی مسخره] می‌خواستید.///کافران چون نزدیکش بنگرند، چهره‌شان گرفته شود. و به آنها گفته مى‌شود: این است آنچه باطلش مى‌خواندید.///و چون آن [لحظه موعود] را نزدیک ببینند، چهره‌هاى کسانى که کافر شده‌اند درهم رود و گفته شود: این همان چیزى است که طلب مى‌کردید///و آنگاه که آن [لحظه موعود] را نزدیک ببینند، چهره‌هاى کسانى که کافر شده‌اند در هم رود، و گفته شود: «این است همان چیزى که آن را فرا مى‌خواندید»///پس چون آن [دوزخ موعود] را نزدیک ببینند، چهره‌هاى کافران، زشت و گرفته گردد و [فرشتگان به آنها] می‌گویند: «این است آنچه [در دنیا به مسخره] مى‌خواستید!»///که چون کافران آن عذاب سخت را نزدیک خود به چشم مشاهده کنند رخسار آنها (از خوف) زشت و سیاه شود و به آنها گویند: این همان عذابی است که جدا درخواست می‌کردید.///و چون آن را نزدیک بینند، چهره‌های کافران اندوهگین شود، و [به آنان‌] گفته شود، این همان است که [در دنیا از ما به شتاب‌] می‌طلبیدید///هنگامی که آن (وعده الهی) را از نزدیک می‌بینند، صورت کافران زشت و سیاه می‌گردد، و به آنها گفته می‌شود: «این همان چیزی است که تقاضای آن را داشتید»!///تا هنگامی که دیدندش جایگزین (یا نزدیک) دژم گشت چهره‌های آنان که کفر ورزیدند و گفته شد این است آنچه بودیدش به سختی می‌خواستید///پس آن‌گاه که آن (لحظه‌ی موعود) را نزدیک دیدند، چهره‌های آنانی که کافر شدند، بسی به نابسامانی در هم رفت و گفته شد: «این همان چیزی است که آن را فرا می‌خوانده‌اید.» quran_en_fa Say: "See ye?- If Allah were to destroy me, and those with me, or if He bestows His Mercy on us,- yet who can deliver the Unbelievers from a grievous Penalty?" بگو: به من خبر دهید اگر خدا من را و هر که را با من است هلاک کند، یا مورد رحمت قرار دهد، پس چه کسی کافران را از عذاب دردناک پناه خواهد داد؟///بگو: به من خبر دهید اگر خدا من را و هر که را با من است هلاک کند، یا مورد رحمت قرار دهد، پس چه کسی کافران را از عذاب دردناک پناه خواهد داد؟///بگو: گیرم که خدا مرا و همراهانم را هلاک کند یا بر ما رحمت آورد، چه کسى کافران را از عذاب دردآور مى‌رهاند؟///بگو: به من خبر دهید، اگر خدا مرا و هر که را با من است هلاک کند یا ما را مورد رحمت قرار دهد، چه کسى کافران را از عذابى دردناک پناه مى‌دهد///بگو: «به من خبر دهید، اگر خدا مرا و هر که را با من است هلاک کند یا ما را مورد رحمت قرار دهد، چه کسى کافران را از عذابى پر درد پناه خواهد داد؟»///[اى پیامبر!] بگو: «به من خبر دهید، اگر خدا من و کسانى را که با من هستند، نابود کند، یا بر ما رحم نماید، چه کسى کافران را از عذابی دردناک پناه مى‌دهد؟»///بگو: چه تصور می‌کنید؟ اگر خدا من و مؤمنانی که با منند همه را هلاک کند یا لطف و رحمت فرماید آیا آنان که کافرند چه کسی از عذاب دردناک (دوزخ) نجاتشان خواهد داد؟///بگو ملاحظه کنید، اگر خداوند مرا و همراهانم را نابود کند، یا بر ما رحمت آورد، پس کیست که کافران را از عذابی دردناک پناه دهد؟///بگو: «به من خبر دهید اگر خداوند مرا و تمام کسانی را که با من هستند هلاک کند، یا مورد ترحم قرار دهد، چه کسی کافران را از عذاب دردناک پناه می‌دهد؟!»///بگو آیا دیدید اگر نابود سازدم خدا و آنکو با من است یا رحم کند بر ما که پناه دهد کافران را از عذابی دردناک‌///بگو: «آیا دیدید، اگر خدا مرا و هر که را با من است هلاک کند، یا ما را مورد رحمت قرار دهد، پس چه کسی کافران را از عذابی پردرد (فراسوی خود) پناه خواهد داد؟» quran_en_fa Say: "He is (Allah) Most Gracious: We have believed in Him, and on Him have we put our trust: So, soon will ye know which (of us) it is that is in manifest error." بگو: اوست رحمان، به او ایمان آوردیم، و بر او توکل کردیم، پس به زودی خواهید دانست چه کسی در گمراهی آشکار است.///بگو: اوست رحمان، به او ایمان آوردیم، و بر او توکل کردیم، پس به زودی خواهید دانست چه کسی در گمراهی آشکار است.///بگو: او خداى رحمان است. به او ایمان آوردیم و بر او توکل کردیم. و زودا که خواهید دانست چه کسى در گمراهى آشکار است.///بگو: او [خداى‌] رحمان است به او ایمان آوردیم و تنها بر او توکل کردیم. پس به زودى خواهید دانست چه کسى در گمراهى آشکار است///بگو: «اوست خداى بخشایشگر، به او ایمان آوردیم، و بر او توکل کردیم. و به زودى خواهید دانست چه کسى است که خود در گمراهى آشکارى است.»///بگو: «او [خداى] رحمان است. ما به او ایمان آورده‌ایم و بر او توکل کرده‌ایم. پس به زودی خواهید دانست، کیست آن که در گمراهى آشکار است.»///بگو: (آن که من شما را به سوی او می‌خوانم) او خدای مهربان است که ما به او ایمان آورده و بر او توکل کردیم و به زودی شما را معلوم شود کیست که آشکارا به ضلالت و گمراهی است؟///بگو او خداوند رحمان است، که به او ایمان آورده‌ایم و بر او توکل کرده‌ایم، زودا بدانید که چه کسی در گمراهی آشکار است‌///بگو: «او خداوند رحمان است، ما به او ایمان آورده و بر او توکل کرده‌ایم؛ و بزودی می‌دانید چه کسی در گمراهی آشکار است!»///بگو او است خدای مهربان ایمان آوردیم بدو و بر او توکل کردیم زود است بدانید کیست آنکه او است در گمراهی آشکار///بگو: «او تنها رحمتگر بر آفریدگان است. به او ایمان آوردیم و تنها بر او توکل کردیم، پس به زودی خواهید دانست چه کسی است که خود در گمراهی آشکارگری است.» quran_en_fa Say: "See ye?- If your stream be some morning lost (in the underground earth), who then can supply you with clear-flowing water?" بگو: به من خبر دهید اگر آب مورد بهره برداری شما [چون آب رودها، چشمه‌ها، سدها و چاه‌ها] در زمین فرو رود [تا آنجا که از دسترس شما خارج گردد] پس کیست که برایتان آب روان و گوارا بیاورد؟!///بگو: به من خبر دهید اگر آب مورد بهره برداری شما [چون آب رودها، چشمه‌ها، سدها و چاه‌ها] در زمین فرو رود [تا آنجا که از دسترس شما خارج گردد] پس کیست که برایتان آب روان و گوارا بیاورد؟!///بگو: اگر آبتان در زمین فرو رود، چه کسى شما را آب روان خواهد داد؟///بگو: به من خبر دهید، اگر آب شما [در زمین‌] فرو رود، چه کسى آب روان برایتان خواهد آورد///بگو: «به من خبر دهید، اگر آب [آشامیدنى‌] شما [به زمین‌] فرو رود، چه کسى آب روان برایتان خواهد آورد؟»///بگو: «به من خبر دهید اگر آب [مورد استفاده‌ی] شما در زمین فرو رود، کیست که آب روان و گوارا براى شما بیاورد؟»///بگو: چه تصور می‌کنید؟ اگر آب (که مایه زندگانی) شما (است) همه به زمین فرو رود (جز خدا) کیست که باز آب روان و گوارا برای شما پدید آرد؟///بگو ملاحظه کنید، اگر آب شما در زمین فرو رود [و ناپدید گردد] چه کسی برای شما آب روان می‌آورد؟///بگو: «به من خبر دهید اگر آبهای (سرزمین) شما در زمین فرو رود، چه کسی می‌تواند آب جاری و گوارا در دسترس شما قرار دهد؟!»///بگو آیا دیدید اگر بامداد کند آب شما فرو رفته کیست که آورد شما را به آبی نمایان‌///بگو: «آیا دیدید اگر آب شما، فروکشد، پس چه کس برایتان آبی جاری خواهد آورد؟» quran_en_fa Nun. By the Pen and the (Record) which (men) write,- ن، سوگند به قلم و آنچه می‌نویسند،///ن، سوگند به قلم و آنچه می‌نویسند،///نون، سوگند به قلم و آنچه مى‌نویسند.///نون. سوگند به قلم و آنچه مى‌نویسند///نون، سوگند به قلم و آنچه مى‌نویسند،///نون. به قلم و آنچه مى‌نویسند، سوگند،///ن (قسم به نون که شاید نام نور و ناصر حق یا لوح نور خداست) و قسم به قلم (علم فعلی ازلی) و آنچه (تا ابد در لوح محفوظ عالم) خواهند نگاشت.///ن [نون‌]، سوگند به قلم و آنچه نویسند///ن، سوگند به قلم و آنچه مینویسند،///ن سوگند به قلم و آنچه نویسند///ن، سوگند به قلم و آنچه (با آن) می‌نگارند، quran_en_fa Thou art not, by the Grace of thy Lord, mad or possessed. که به سبب نعمت و رحمت پروردگارت [که نبوت، دانش و بصیرت است] تو مجنون نیستی؛///که به سبب نعمت و رحمت پروردگارت [که نبوت، دانش و بصیرت است] تو مجنون نیستی؛///که تو، به فضل پروردگارت، دیوانه نیستى.///که تو، به لطف پروردگارت، مجنون نیستى/// [که‌] تو، به لطف پروردگارت، دیوانه نیستى.///که تو به لطف پروردگارت دیوانه نیستى.///که تو به لطف و رحمت پروردگارت هرگز دیوانه نیستی.///تو -به لطف پروردگارتدیوانه نیستی‌///که به نعمت پروردگارت تو مجنون نیستی،///نیستی تو به نعمت پروردگارت دیوانه‌///که) تو، با نعمت (پرورش وحی از) پروردگارت، دیوانه نیستی. quran_en_fa Nay, verily for thee is a Reward unfailing: و بی تردید برای تو پاداشی دایم و همیشگی است؛///و بی تردید برای تو پاداشی دایم و همیشگی است؛///و تو راست پاداشى پایان‌ناپذیر.///و بى‌گمان، تو را پاداشى بى‌منت [و بى‌پایان‌] خواهد بود///و بى‌گمان، تو را پاداشى بى‌منت خواهد بود.///و همانا براى تو پاداشی بى‌پایان است.///و البته تو را پاداشی نامحدود است.///و تو را پاداشی ناکاسته [/بی‌منت‌] است‌///و برای تو پاداشی عظیم و همیشگی است!///و همانا تو را است مزدی بی‌منت (یا بی‌پایان)///و بی‌گمان، تو را همواره پاداشی بی‌‌منت و پایدار است. quran_en_fa And thou (standest) on an exalted standard of character. و یقینا تو بر بلندای سجایای اخلاقی عظیمی قرار داری.///و یقینا تو بر بلندای سجایای اخلاقی عظیمی قرار داری.///و تو راست خلقى عظیم.///و به راستى تو بر خلق و خوى بس بزرگى هستى///و راستى که تو را خویى والاست///و راستی که تو اخلاق بسیار بزرگوارانه‌اى دارى.///و در حقیقت تو به نیکو خلقی عظیم آراسته‌ای.///و تو دارای اخلاق بسیار بزرگوارانه‌ای هستی‌///و تو اخلاق عظیم و برجسته‌ای داری!///و همانا توئی بر خوئی بزرگ‌///(که) در کدام یک از شما (عقلی) آتشبار (و) آشفته است. quran_en_fa Soon wilt thou see, and they will see, پس به زودی می‌بینی و [منکران هم] می‌بینند،///پس به زودی می‌بینی و [منکران هم] می‌بینند،///زودا که تو ببینى و آنها نیز ببینند،///پس به زودى خواهى دید و خواهند دید///به زودى خواهى دید و خواهند دید،///پس به زودى مى‌بینى و آنها نیز مى‌بینند،///و به زودی تو و مخالفانت مشاهده می‌کنید.///زودا که بنگری و بنگرند///و بزودی تو می‌بینی و آنان نیز می‌بینند،///پس زود است بنگری و بنگرند///و به‌راستی که تو بر خلقی بس بزرگ سلطه داری. quran_en_fa Which of you is afflicted with madness. که کدام یک از شما دچار جنون اند؛///که کدام یک از شما دچار جنون اند؛///که دیوانگى در کدام یک از شماست.///که کدام یک از شما مجنون است/// [که‌] کدام یک از شما دستخوش جنونید.///که کدام یک از شما گرفتار جنونید؟ [تو یا دشمنانت؟]///که از شما کدام یک (به اوهام و خیالات باطل) مفتون و دیوانه‌اند.///که کدامیک از شما دیوانه‌اید///که کدام یک از شما مجنونند!///کدامیک از شمائید فریب‌خورده (کم خرد)///پس به زودی خواهی دید و خواهند دید، quran_en_fa Verily it is thy Lord that knoweth best, which (among men) hath strayed from His Path: and He knoweth best those who receive (true) Guidance. بی تردید پروردگارت بهتر می‌داند چه کسی از راه او گمراه شده، و او به راه یافتگان داناتر است. ….///بی تردید پروردگارت بهتر می‌داند چه کسی از راه او گمراه شده، و او به راه یافتگان داناتر است. ….///هر آینه پروردگار تو بهتر مى‌داند چه کسى از طریق او گمراه گشته، که او به ره‌یافتگان داناتر است.///بى‌گمان، پروردگار تو کسى را که از راه او منحرف شده، بهتر مى‌شناسد، و او به راه‌یافتگان داناتر است///پروردگارت خود بهتر مى‌داند چه کسى از راه او منحرف شده، و [هم‌] او به راه یافتگان داناتر است.///بى‌تردید پروردگارت، خود بهتر مى‌داند چه کسى از راه او گمراه شده و او به ره‌یافتگان داناتر است.///البته خدایت داناتر است که از راه خدا گمراه کیست و بهتر می‌داند که هدایت یافتگان عالم کیانند.///بی‌گمان پروردگارت به کسی که از راه او گم گشته و به رهیافتگان آگاه‌تر است‌///پروردگارت بهتر از هر کس می‌داند چه کسی از راه او گمراه شده، و هدایت‌یافتگان را نیز بهتر می‌شناسد!///هر آینه پروردگارت داناتر است بدانکه گمراه است از راه او و او است داناتر به راه‌یافتگان‌///همانا پروردگارت، (هم) او بهتر می‌داند چه کسی از راهش منحرف شده، و (هم) او به راه‌یافتگان داناتر است. quran_en_fa So hearken not to those who deny (the Truth). از تکذیب کنندگان [قرآن و نبوت] فرمان مبر.///از تکذیب کنندگان [قرآن و نبوت] فرمان مبر.///پس، از تکذیب کنندگان، اطاعت مکن.///پس از تکذیب کنندگان اطاعت مکن///پس، از دروغزنان فرمان مبر.///پس، از تکذیب‌کنندگان اطاعت مکن!///پس هرگز از مردم کافری که آیات خدا را تکذیب می‌کنند پیروی مکن.///پس از منکران اطاعت مکن‌///حال که چنین است از تکذیب‌کنندگان اطاعت مکن!///پس فرمانبری مکن تکذیب‌کنندگان را///پس، از تکذیب‌کنندگان فرمان مبر. quran_en_fa Their desire is that thou shouldst be pliant: so would they be pliant. دوست دارند نرمی کنی تا نرمی کنند،///دوست دارند نرمی کنی تا نرمی کنند،///دوست دارند که نرمى کنى تا نرمى کنند.///[آنها] دوست دارند که سازش کنى تا سازش کنند///دوست دارند که نرمى کنى تا نرمى نمایند.///آنان دوست دارند که تو سازش کنى و آنان نیز با تو سازش کنند.///کافران بسیار مایلند که تو با آنها مداهنه و مداراکنی (و متعرض بتهاشان نشوی) تا آنها هم (به نفاق) با تو مداهنه و مدارا کنند.///خوش دارند که با آنان سازگاری کنی تا با تو سازگاری کنند///آنها دوست دارند نرمش نشان دهی تا آنها (هم) نرمش نشان دهند (نرمشی توأم با انحراف از مسیر حق)!///دوست داشتند کنار آبی (چاپلوسی کنی) تا کنار آیند///دوست داشتند اگر (با آنان) نرمی کنی تا (با تو) نرمی نمایند. quran_en_fa Heed not the type of despicable men,- ready with oaths, و از هر سوگند خورده زبون و فرومایه فرمان مبر،///و از هر سوگند خورده زبون و فرومایه فرمان مبر،///از هر فرومایه‌اى که بسیار سوگند مى‌خورد، پیروى مکن:///و از هیچ سوگند پیشه فرومایه‌اى اطاعت نکن///و از هر قسم خورنده فرو مایه‌اى فرمان مبر:///و از هر فرومایه که بسیار سوگند یاد مى‌کند، پیروى مکن!///و تو هرگز اطاعت مکن احدی از منافقان دون را که دایم (به دروغ) سوگند می‌خورند.///و از هیچ بیهوده سوگند خوار پستی اطاعت مکن‌///و از کسی که بسیار سوگند یاد می‌کند و پست است اطاعت مکن،///و فرمان نبر هر فراوان سوگندخورنده زبونی را///و از هر قسم‌خورنده‌ی بی‌مبالات بس فرومایه‌ای فرمان مبر، quran_en_fa A slanderer, going about with calumnies, آنکه بسیار عیب جوست، و برای سخن چینی در رفت و آمد است،///آنکه بسیار عیب جوست، و برای سخن چینی در رفت و آمد است،///عیبجویى که براى سخن‌چینى اینجا و آنجا مى‌رود،///که عیبجوست و براى خبرچینى [به هر جا] رونده است/// [که‌] عیبجوست و براى خبرچینى گام برمى‌دارد،///[آن که] عیب‌جوست و براى سخن‌چینى در جنب­وجوش است.///و آن کس که دایم عیبجویی و سخن‌چینی می‌کند.///عیبجوی روانه در پی سخن‌چینی‌///کسی که بسیار عیبجوست و به سخن چینی آمد و شد می‌کند،///نکوهش‌گری پوینده به سخن چینی‌///(که) بسیار عیب‌جوست و برای خبرچینی پیاپی گام برمی‌دارد، quran_en_fa (Habitually) hindering (all) good, transgressing beyond bounds, deep in sin, به شدت بازدارنده [مردم] از کار خیر و متجاوز و گنهکار است.///به شدت بازدارنده [مردم] از کار خیر و متجاوز و گنهکار است.///بازدارنده از خیر، متجاوز گناهکار،///بسیار مانع خیر، متجاوز و گناه‌پیشه است///مانع خیر، متجاوز، گناه پیشه،///سخت بازدارنده [مردم‌] از کار خیر و متجاوز و گنه‌کار است.///و خلق را هر چه بتواند از خیر باز می‌دارد و به ظلم و بدکاری می‌کوشد.///باز دارنده، از نیکی، تجاوزگر گناهکار///و بسیار مانع کار خیر، و متجاوز و گناهکار است؛///بسیار بازدارنده از نیکی تجاوزکننده گنهکاری‌///و بسی مانع از خیر، متجاوز و گناه‌پیشه است، quran_en_fa Violent (and cruel),- with all that, base-born,- گذشته از این‌ها کینه توز و بی اصل و نسب است،///گذشته از این‌ها کینه توز و بی اصل و نسب است،///خشن‌مردى، ناشناخته نسب،///گذشته از آن درشت‌خوى، بى‌تبار و بدنام است///گستاخ، [و] گذشته از آن زنازاده است،///از این‌ها گذشته، خشن و گستاخ و بى‌تبار است.///با این همه عیب، باز متکبر است و خشن با آنکه حرامزاده و بی‌اصل و نسب است.///درشت‌خوی، و بعد از این همه، ناپاکزاد///علاوه بر اینها کینه توز و پرخور و خشن و بدنام است!///درشتخوئی پس از آن بی‌تباری‌///ترک‌کننده‌ی تمامی فضیلت‌ها و عمل‌کننده‌ی به همه‌ی رذیلت‌ها (و) پس از آن بی‌تبار است. quran_en_fa Because he possesses wealth and (numerous) sons. [سرکشی و یاغی‌گری اش] برای آن [است] که دارای ثروت و فرزندان فراوان است.///[سرکشی و یاغی‌گری اش] برای آن [است] که دارای ثروت و فرزندان فراوان است.///بدان جهت که صاحب مال و فرزند است،///به صرف این که مالدار و صاحب پسران است///به صرف اینکه مالدار و پسردار است،///به خاطر آن که او مال فراوان و فرزندان نیرومند دارد.///(پیرو چنین کسی) برای این که مال و فرزندان بسیار دارد (نباید شد).///به خاطر آنکه مالدار است و صاحب پسران‌///مبادا بخاطر اینکه صاحب مال و فرزندان فراوان است (از او پیروی کنی)!///که هست دارای خواسته و فرزندانی‌///(برای) اینکه صاحب مال و پسرانی بوده، quran_en_fa When to him are rehearsed Our Signs, "Tales of the ancients", he cries! هنگامی که آیات ما را بر او می‌خوانند، گوید: افسانه‌های پیشینیان است!///هنگامی که آیات ما را بر او می‌خوانند، گوید: افسانه‌های پیشینیان است!///چون آیات ما بر او خوانده شود، گوید: اساطیر پیشینیان است.///چون آیات ما بر او خوانده شود گوید: افسانه‌هاى پیشینیان است///چون آیات ما بر او خوانده شود، گوید: «افسانه‌هاى پیشینیان است.»///هرگاه آیات ما بر او تلاوت شود، می‌گوید: «[این،] افسانه‌هاى پیشینیان است!»///در صورتی که چون آیات ما را بر او تلاوت کنند گوید: این سخنان افسانه پیشینیان است.///چون آیات ما بر او خوانده شود، گوید افسانه‌های پیشینیان است‌///هنگامی که آیات ما بر او خوانده می‌شود می‌گوید: «اینها افسانه‌های خرافی پیشینیان است!»///هر گاه خوانده شود بر او آیتهای ما گوید افسانه‌های پیشینیان است‌///هنگامی که آیاتمان بر او خوانده شود گوید: «(این‌ها) افسانه‌های پیشینیان است.» quran_en_fa Soon shall We brand (the beast) on the snout! به زودی بر بینی [پر باد و خرطوم مانند] ش داغ رسوایی و خواری می‌نهیم.///به زودی بر بینی [پر باد و خرطوم مانند] ش داغ رسوایی و خواری می‌نهیم.///زودا که بر بینى‌اش داغ گذاریم.///زودا که بر بینى‌اش داغ نهیم [و رسوایش کنیم‌]///زودا که بر بینى‌اش داغ نهیم [و رسوایش کنیم‌].///به زودى بر بینى‌اش مهر خواری مى‌نهیم.///به زودی بر خرطوم و بینی‌اش داغ (شمشیر) نهیم. (این آیات در حق ولید مغیره عم ابو جهل که روز بدر بر حسب وعده حق به شمشیر علی علیه السلام بینی‌اش بشکافت نازل آمد ولی بر هر که مانند اوست تا ابد شامل است).///زودا که بر بینی او نشانه‌ای بگذاریم‌///(ولی) ما بزودی بر بینی او علامت و داغ ننگ می‌نهیم!///زود است مهر نهیمش به پیشانی (داغ بر بینی)///زودا که بر (بینی همچون) خرطوم (اش) داغ (رسوایی) نهیم. quran_en_fa Verily We have tried them as We tried the People of the Garden, when they resolved to gather the fruits of the (garden) in the morning. بی تردید ما آنان را [که در مکه بودند] آزمودیم همان گونه که صاحبان آن باغ را [در منطقه یمن] آزمودیم، هنگامی که سوگند خوردند که صبحگاهان حتما میوه‌های باغ را بچینند،///بی تردید ما آنان را [که در مکه بودند] آزمودیم همان گونه که صاحبان آن باغ را [در منطقه یمن] آزمودیم، هنگامی که سوگند خوردند که صبحگاهان حتما میوه‌های باغ را بچینند،///ما آنها را آزمودیم، چنان که صاحبان آن بستانها را آزمودیم. آنگاه که قسم خوردند که فردا بامداد میوه‌ها را خواهند چید.///ما آنها (مشرکان) را گرفتار و مبتلا کردیم، همان گونه که باغداران را گرفتار ساختیم، آن‌گاه که سوگند خوردند که: صبحگاهان آن [میوه‌هاى باغ‌] را [دور از چشم مستمندان‌] خواهیم چید///ما آنان را همان گونه که باغداران را آزمودیم، مورد آزمایش قرار دادیم، آنگاه که سوگند خوردند که صبح برخیزند و [میوه‌] آن [باغ‌] را حتما بچینند.///ما مردم [مکه] را آزمودیم، همان گونه که صاحبان آن باغ را آزمودیم، آن‌گاه که سوگند یاد کردند، صبحگاهان میوه‌هاى باغ را بچینند.///ما کافران را (به قحط و سختی) آزمودیم چنانکه اهل آن بستان را آزمودیم، که قسم خوردند که صبحگاه میوه‌اش را بچینند (تا فقیران آگاه نشوند).///ما آنان را آزموده‌ایم، همچنانکه باغداران را هم آزموده‌ایم، آنگاه که سوگند خوردند که صبحگاهان میوه‌های آن را بازچینند///ما آنها را آزمودیم، همان گونه که «صاحبان باغ» را آزمایش کردیم، هنگامی که سوگند یاد کردند که میوه‌های باغ را صبحگاهان (دور از چشم مستمندان) بچینند.///همانا آزمودیم ایشان را چنانکه آزمودیم یاران بهشت را گاهی که سوگند یاد کردند که برندش البته بامدادکنان‌///ما بی‌گمان آنان را همان گونه که باغداران را آزمودیم، -چون سوگند خوردند بی‌چون صبحگاهان برخیزند و (میوه‌ی) آن (باغ) را همواره برچینند- مورد آزمایش قرار دادیم. quran_en_fa But made no reservation, ("If it be Allah's Will"). و چیزی از آن را [برای تهیدستان و نیازمندان] استثنا نکردند.///و چیزی از آن را [برای تهیدستان و نیازمندان] استثنا نکردند.///و ان شاء الله نگفتند.///و استثنا نکردند (ان شاء الله نگفتند)///و [لى‌] «ان شاء الله» نگفتند.///و چیزى را [براى نیازمندان] کنار نگذارند.///و هیچ استثناء نکردند (ان شاء الله نگفتند و به خواست خدا معتقد نبودند).///و ان شاء الله نگفتند///و هیچ از آن استثنا نکنند؛///و استثناء نکنند///حال آنکه (این اموال را برای بینوایان) استثنا نکنند. quran_en_fa Then there came on the (garden) a visitation from thy Lord, (which swept away) all around, while they were asleep. پس در حالی که صاحبان باغ در خواب بودند، بلایی فراگیر از سوی پروردگارت آن باغ را فرا گرفت.///پس در حالی که صاحبان باغ در خواب بودند، بلایی فراگیر از سوی پروردگارت آن باغ را فرا گرفت.///پس شب‌هنگام که به خواب بودند آفتى از آسمان آمد،///پس بلایى فراگیر از جانب پروردگارت آن باغ را فراگرفت در حالى که آنها خواب بودند///پس در حالى که آنان غنوده بودند، بلایى از جانب پروردگارت بر آن [باغ‌] به گردش در آمد.///پس هنگامى که در خواب بودند، از سوی پروردگارت آفتى بر گرد آن [باغ] چرخید.///بدین سبب همان شب هنوز به خواب بودند که از جانب خدا آتش عذابی نازل شد.///سپس بلایی شبانه از جانب پروردگارت، در حالی که ایشان خفته بودند، بر آن زد///اما عذابی فراگیر (شب هنگام) بر (تمام) باغ آنها فرود آمد در حالی که همه در خواب بودند،///پس گردش کرد بر ایشان گردکننده‌ای از پروردگار تو و بودند خسبیدگان‌///پس در حالی که آنان خواب بودند، (بلای) گردشگری (بر سروسامانشان) از جانب پروردگارت بر آن (باغ) به گردش درآمد. quran_en_fa So the (garden) became, by the morning, like a dark and desolate spot, (whose fruit had been gathered). پس [آن باغ] به صورت شبی تاریک درآمد [و جز خاکستر چیزی در آن دیده نمی‌شد!]///پس [آن باغ] به صورت شبی تاریک درآمد [و جز خاکستر چیزی در آن دیده نمی‌شد!]///و بستانها سیاه شد.///پس آن [باغ‌] همچون زمین بایر گردید///و [باغ،] آفت زده [و زمین بایر] گردید.///پس به صورت باغى درآمد که میوه‌هایش چیده و درختانش سوخته است.///و بامدادان درختهای آن بستان چون خاکستری سیاه گردید.///و مانند خاکستر سیاه شد///و آن باغ سرسبز همچون شب سیاه و ظلمانی شد!///پس بامداد کرد مانند شب تاریک (بریده)///پس (آن) باغ (آکنده) همچون برکنده شد. quran_en_fa As the morning broke, they called out, one to another,- وهنگام صبح یکدیگر را آوازدادند،///وهنگام صبح یکدیگر را آوازدادند،///و سحرگاهان یکدیگر را ندا دادند:///سپس صبحگاهان یکدیگر را صدا زدند///پس [باغداران‌] بامدادان یکدیگر را صدا زدند،///بامدادان یکدیگر را ندا دادند///صبحگاه یکدیگر را صدا کردند.///[آنان بی‌خبر] صبحگاهان همدیگر را فراخواندند///صبحگاهان یکدیگر را صدا زدند،///پس بانگ دادند همدیگر را بامدادکنان‌///پس (باغداران) بامدادان یکدیگر را ندا در دادند. quran_en_fa "Go ye to your tilth (betimes) in the morning, if ye would gather the fruits." که اگر قصد چیدن میوه دارید بامدادان به سوی کشتزار و باغتان حرکت کنید؛///که اگر قصد چیدن میوه دارید بامدادان به سوی کشتزار و باغتان حرکت کنید؛///اگر مى‌خواهید میوه بچینید، بامدادان به کشتزار خود بروید.///که بامدادان به سوى کشت خویش روید اگر میوه چینید///که: «اگر میوه مى‌چینید، بامدادان به سوى کشت خویش روید.»///که: «اگر قصد چیدن میوه دارید، به سوى کشت‌زار و باغتان حرکت کنید.»///که برخیزید اگر میوه بستان را خواهید چید به بستانتان روید.///که اگر میوه‌چین هستید، پگاه به سراغ کشتزارتان بروید///که بسوی کشتزار و باغ خود حرکت کنید اگر قصد چیدن میوه‌ها را دارید!///که بامداد کنید (بروید) بر کشت خود اگر هستید برندگان‌///که: «اگر میوه‌چین هستید بامدادان سوی کشت خویش روید.» quran_en_fa So they departed, conversing in secret low tones, (saying)- پس به راه افتادند در حالی که آهسته به هم می‌گفتند:///پس به راه افتادند در حالی که آهسته به هم می‌گفتند:///به راه افتادند و آهسته مى‌گفتند:///پس به راه افتادند و آهسته به هم مى‌گفتند///پس به راه افتادند و آهسته به هم مى‌گفتند///پس به راه افتادند، در حالى که آهسته با یکدیگر مى‌گفتند///آنها سوی بستان روان شده و آهسته سخن می‌گفتند.///سپس رهسپار شدند، در حالی که آهسته با همدیگر سخن می‌گفتند///آنها حرکت کردند در حالی که آهسته با هم می‌گفتند:»///پس روی آوردند و بودند رازگویان‌///پس (خستند و) رستند درحالی که (خود را از بینوایان) بسی پنهان می‌کردند. quran_en_fa "Let not a single indigent person break in upon you into the (garden) this day." امروز نباید نیازمندی در این باغ بر شما وارد شود///امروز نباید نیازمندی در این باغ بر شما وارد شود///که امروز نباید بینوایى به بستان شما درآید.///[مواظب باشید] که امروز فقیرى در آن جا بر شما وارد نشود/// «که: امروز نباید در باغ بینوایى بر شما در آید.»///که: «مبادا امروز بینوایى در آن [باغ] بر شما وارد شود!»///که امروز مواظب باشید فقیری در این باغ بر شما وارد نشود.///که مبادا بی‌نوایی به آنجا بر شما وارد شود///«مواظب باشید امروز حتی یک فقیر وارد بر شما نشود!»///که نبادا درآیدش امروز بر شما بینوائی‌///که: «امروز هرگز نباید در باغ، بینوایی بر (منظر) شما درآید.» quran_en_fa And they opened the morning, strong in an (unjust) resolve. و بامدادان به قصد اینکه تهیدستان را محروم گذارند به سوی باغ روان شدند.///و بامدادان به قصد اینکه تهیدستان را محروم گذارند به سوی باغ روان شدند.///صبحگاهان بدین آهنگ که مى‌توانند بینوا را منع کنند بیرون شدند.///و به وقت صبح با قدرت بر منع [مستمندان‌] بیرون شدند///و صبحگاهان در حالى که خود را بر منع [بینوایان‌] توانا مى‌دیدند، رفتند.///بامدادان، با این قرار که تهی‌دستان را محروم کنند، خود را [بر چیدن میوه‌ها] توانا مى‌پنداشتند.///و صبحدم با شوق و عزم و توانایی (بر منع فقیران) به باغ رفتند.///و بر منع و مضایقه توانا شدند///(آری) آنها صبحگاهان تصمیم داشتند که با قدرت از مستمندان جلوگیری کنند.///و بامداد کردند بر بازداشتن بینوایان نیرومندان‌///و صبحگاهان در حالی که خود را بر منع (بینوایان) توانایان و تقدیرکنان می‌دیدند، رفتند. quran_en_fa But when they saw the (garden), they said: "We have surely lost our way: پس چون [به باغ رسیدند و آن را نابود] دیدند، گفتند: یقینا ما گمراه بوده‌ایم [که چنان تصمیم خلاف حقی درباره مستمندان و تهیدستان گرفتیم.]///پس چون [به باغ رسیدند و آن را نابود] دیدند، گفتند: یقینا ما گمراه بوده‌ایم [که چنان تصمیم خلاف حقی درباره مستمندان و تهیدستان گرفتیم.]///چون بستانهاى خود را دیدند گفتند: راه را گم کرده‌ایم.///پس همین که آن [باغ سوخته‌] را دیدند گفتند: محققا ما راه گم کرده‌ایم///و چون [باغ‌] را دیدند، گفتند: «قطعا ما راه گم کرده‌ایم.///پس چون [باغ را سوخته] دیدند، گفتند: «ما راه را گم کرده‌ایم.///چون باغ را به آن حال دیدند با خود گفتند: (باغ ما نه اینست) ما یقین راه را گم کرده‌ایم؟///و چون آن [باغ سیاه‌سوخته‌] را دیدند [جا خوردند و] گفتند ما گم گشته‌ایم‌///هنگامی که (وارد باغ شدند و) آن را دیدند گفتند: «حقا» ما گمراهیم!///تا هنگامی که دیدندش گفتند همانا مائیم گمراهان‌///پس چون آنان را دیدند گفتند: «همواره ما همی (از) گمراهانیم.» quran_en_fa "Indeed we are shut out (of the fruits of our labour)!" بلکه ما [از لطف خدا هم] محرومیم.///بلکه ما [از لطف خدا هم] محرومیم.///نه، ما از حاصل محروم شده‌ایم.///بلکه ما محروم شدگانیم [و همه چیز را از دست داده‌ایم‌]/// [نه‌] بلکه ما محرومیم.///بلکه ما بى‌بهره مانده‌ایم!»///یا بلکه (باغ همان است و) ما (به قهر خدا از میوه‌اش) محروم شده‌ایم؟///نه، مثل اینکه، بی‌بهره‌ایم‌///(آری، همه چیز از دست ما رفته) بلکه ما محرومیم!»///بلکه مائیم بی‌بهره‌گان‌///«(نه!) بلکه ما (از) محرومانیم.» quran_en_fa Said one of them, more just (than the rest): "Did I not say to you, 'Why not glorify (Allah)?'" عاقل ترینشان گفت: آیا به شما نگفتم که چرا خدا را [به پاک بودن از هر عیب و نقصی] یاد نمی‌کنید [و چرا او را از انتقام گرفتن درمانده می‌دانید؟!]///عاقل ترینشان گفت: آیا به شما نگفتم که چرا خدا را [به پاک بودن از هر عیب و نقصی] یاد نمی‌کنید [و چرا او را از انتقام گرفتن درمانده می‌دانید؟!]///نیکمردشان گفت: شما را نگفتم؛ چرا خدا را تسبیح نمى‌گویید؟///عاقل‌ترشان گفت: آیا به شما نگفتم: چرا [خدا را] تسبیح نمى‌گویید///خردمندترینشان گفت: «آیا به شما نگفتم: چرا خدا را به پاکى نمى‌ستایید؟»///عاقل‌ترین آنها گفت: «آیا به شما نگفتم چرا خدا را به پاکی نمی‌ستایید؟ [اما شما پنداشتید خدا درمانده و شما همه‌کاره‌اید].»///یک نفر بهترین اولاد و عادلترین‌شان به آنها گفت: من به شما نگفتم چرا (شکر نعمت و) تسبیح و ستایش خدا را بجا نیاورید؟///بهترینشان گفت مگر به شما نگفته بودم که چرا تسبیح [و ان شاء الله‌] نمی‌گویید؟///یکی از آنها که از همه عاقلتر بود گفت: «آیا به شما نگفتم چرا تسبیح خدا نمی‌گویید؟!///گفت میانی ایشان آیا نگفتم به شما چرا تسبیح نکنید///میانه‌روتر‌شان گفت: «آیا به شما نگفتم (چرا خدا را) به پاکی نمی‌ستایید؟» quran_en_fa They said: "Glory to our Lord! Verily we have been doing wrong!" گفتند: پروردگارا! تو را به پاکی می‌ستاییم، مسلما ما ستمکار بوده‌ایم.///گفتند: پروردگارا! تو را به پاکی می‌ستاییم، مسلما ما ستمکار بوده‌ایم.///گفتند: منزه است پروردگار ما، ما ستمکار بودیم.///گفتند: پروردگار ما منزه است، ما واقعا ستمگر بوده‌ایم///گفتند: «پروردگارا، تو را به پاکى مى‌ستاییم، ما واقعا ستمگر بودیم. «///گفتند: «پروردگار ما منزه است! قطعا ما ستمکار بوده‌ایم.»///آنان همه گفتند: خدای ما (از ظلم) منزه است، آری ما خود (در حق خویش) ستم کردیم.///گفتند پاک است پروردگارمان، ما خود ستمکار بودیم‌///گفتند: «منزه است پروردگار ما، مسلما ما ظالم بودیم!»///گفتند منزه است پروردگار ما همانا بودیم ما ستمگران‌///گفتند: «پروردگارمان! تو را به پاکی می‌ستاییم‌. ما همانا ستمگران بوده‌ایم.» quran_en_fa Then they turned, one against another, in reproach. پس به یکدیگر رو کرده به سرزنش و ملامت هم پرداختند.///پس به یکدیگر رو کرده به سرزنش و ملامت هم پرداختند.///پس زبان به ملامت یکدیگر گشودند.///پس بعضى بر بعضى روى کرده یکدیگر را ملامت مى‌کردند///پس بعضى‌شان رو به بعضى دیگر آوردند و همدیگر را به نکوهش گرفتند.///پس به یکدیگر روى کردند، در حالى که به سرزنش هم مى‌پرداختند.///و رو به یکدیگر کرده به ملامت و نکوهش هم پرداختند.///سپس به سرزنش به همدیگر روی آوردند///سپس رو به یکدیگر کرده به ملامت هم پرداختند،///پس روی آوردند برخیشان به برخی نکوهش‌کنان‌///پس بعضیشان رو به بعضی دیگر آوردند، در حالی که همدیگر را به نکوهش گرفتند. quran_en_fa They said: "Alas for us! We have indeed transgressed! گفتند: وای بر ما که طغیان‌گر بوده‌ایم.///گفتند: وای بر ما که طغیان‌گر بوده‌ایم.///گفتند: واى بر ما، ما مردمى سرکش بوده‌ایم،///گفتند: اى واى بر ما! در حقیقت ما سرکش بوده‌ایم///گفتند: «اى واى بر ما که سرکش بوده‌ایم///گفتند: «واى بر ما که سرکش بوده‌ایم!///گفتند: ای وای بر ما که سخت سرکش بودیم.///گفتند وای بر ما، ما سرکش بوده‌ایم‌///(و فریادشان بلند شد) گفتند: «وای بر ما که طغیانگر بودیم!///گفتند وای بر ما همانا بودیم ما سرکشان‌///گفتند: «ای وای برما که همواره سرکش بوده‌ایم!» quran_en_fa "It may be that our Lord will give us in exchange a better (garden) than this: for we do turn to Him (in repentance)!" امید است پروردگارمان بهتر از آن را به ما عوض دهد چون ما [از هر چیزی دل بریدیم و] به پروردگارمان راغب و علاقه مندیم.///امید است پروردگارمان بهتر از آن را به ما عوض دهد چون ما [از هر چیزی دل بریدیم و] به پروردگارمان راغب و علاقه مندیم.///باشد که پروردگار ما در عوض، چیزى بهتر از آن ما را ارزانى دارد. ما به پروردگار خود روى آورده‌ایم.///امید است که پروردگارمان بهتر از آن را به ما عوض دهد، [زیرا] ما به پروردگارمان روى آورده‌ایم///امید است که پروردگار ما بهتر از آن را به ما عوض دهد، زیرا ما به پروردگارمان مشتاقیم.///امید است پروردگارمان [ما را ببخشد و] بهتر از آن را براى ما جایگزین کند. ما به پروردگارمان امیدواریم.»///اینک امیدواریم که پروردگار ما به جای آن، بستان بهتری به ما عطا کند، که (از این پس) ما همیشه به خدای خود مشتاقیم.///چه بسا پروردگارمان بهتر از آن را برایمان جانشین گرداند، ما به سوی پروردگارمان می‌گراییم‌///امیدواریم پروردگارمان (ما را ببخشد و) بهتر از آن به جای آن به ما بدهد، چرا که ما به او علاقه‌مندیم!»///امید است پروردگار ما تبدیل کند ما را به از این که مائیم بسوی پروردگار خویش گرایندگان‌///«امید است که پروردگارمان بهتر از آن را به ما عوض دهد. ما به‌راستی سوی پروردگارمان مشتاقانیم.» quran_en_fa Such is the Punishment (in this life); but greater is the Punishment in the Hereafter,- if only they knew! چنین است عذاب [دنیا] و عذاب آخرت اگر معرفت و آگاهی داشتند، بزرگ‌تر است.///چنین است عذاب [دنیا] و عذاب آخرت اگر معرفت و آگاهی داشتند، بزرگ‌تر است.///اینچنین است عذاب. و اگر بدانند، عذاب آخرت بزرگ‌تر است.///عذاب [دنیا] چنین است، و عذاب آخرت قطعا بزرگ‌تر است اگر مى‌دانستند///عذاب [دنیا] چنین است، و عذاب آخرت، اگر مى‌دانستند قطعا بزرگتر خواهد بود.///این­گونه است عذاب! و اگر بدانند، عذاب آخرت بزرگتر است.///این گونه است عذاب (دنیا) و البته عذاب آخرت بسیار سخت‌تر است اگر مردم بدانند.///این چنین است عذاب، و اگر می‌دانستند عذاب اخروی سهمگین‌تر است‌///این گونه است عذاب (خداوند در دنیا)، و عذاب آخرت از آن هم بزرگتر است اگر می‌دانستند!///چنین است عذاب همانا عذاب آخرت است بزرگتر اگر باشند بدانند///عذاب (دنیا) چنان است، و عذاب آخرت - اگر می‌دانستند- بی‌چون بزرگتر است. quran_en_fa Verily, for the Righteous, are Gardens of Delight, in the Presence of their Lord. بی تردید برای پرهیزکاران نزد پروردگارشان بهشت‌های پرنعمت است.///بی تردید برای پرهیزکاران نزد پروردگارشان بهشت‌های پرنعمت است.///براى پرهیزگاران در نزد پروردگارشان بستانهایى است پرنعمت.///همانا براى پرهیزکاران نزد پروردگارشان بهشت‌هاى پرناز و نعمت است///براى پرهیزگاران، نزد پروردگارشان باغستانهاى پر ناز و نعمت است.///پرهیزکاران نزد پروردگارشان باغ‌هاى پر نعمت دارند.///(در آخرت) برای متقیان نزد پروردگارشان باغهای بهشت پرنعمت خواهد بود.///برای پرهیزگاران در نزد پروردگارشان بهشتهای پرناز و نعمت است‌///مسلما برای پرهیزگاران نزد پروردگارشان باغهای پر نعمت بهشت است!///همانا پرهیزکاران را است نزد پروردگار ایشان بهشتهای نعمتها///بی‌گمان برای پرهیزگاران، نزد پروردگارشان باغستان‌های پرناز و نعمت است. quran_en_fa Shall We then treat the People of Faith like the People of Sin? آیا ما تسلیم شدگان [به فرمان‌ها و احکام خود] را چون مجرمان قرار می‌دهیم؟///آیا ما تسلیم شدگان [به فرمان‌ها و احکام خود] را چون مجرمان قرار می‌دهیم؟///آیا با تسلیم‌شدگان چون مجرمان رفتار مى‌کنیم؟///پس آیا ما مطیعان را چون بدکاران قرار مى‌دهیم///پس آیا فرمانبرداران را چون بدکاران قرار خواهیم داد؟///پس آیا ما تسلیم‌شدگان را همچون گناهکاران قرار مى‌دهیم؟///آیا هرگز اهل اسلام را با کافران بدکار یکسان قرار می‌دهیم؟///آیا مسلمانان را همانند گناهکاران می‌شماریم؟///آیا مؤمنان را همچون مجرمان قرار می‌دهیم؟!///آیا گردانیم مسلمانان را چون گنهکاران‌///پس آیا فرمانبرداران را چون مجرمان و (نافرمانان) قرار خواهیم داد؟ quran_en_fa What is the matter with you? How judge ye? شما را چه شده؟ چگونه داوری می‌کنید؟!///شما را چه شده؟ چگونه داوری می‌کنید؟!///شما را چه مى‌شود؟ چسان داورى مى‌کنید؟///شما را چه شده است؟ چگونه داورى مى‌کنید///شما را چه شده؟ چگونه داورى مى‌کنید؟///شما را چه شده؟ چگونه داورى مى‌کنید؟///شما را چیست؟ چگونه شما (این چنین) حکم (ظالمانه) می‌کنید؟///شما را چه می‌شود چگونه داوری می‌کنید؟///شما را چه می‌شود؟! چگونه داوری می‌کنید؟!///چه شود شما را چگونه حکم کنید///شما را چه شده‌؟ چگونه داوری می‌کنید؟ quran_en_fa Or have ye a book through which ye learn- آیا شما را کتابی [آسمانی از نزد خدا] ست که در آن می‌خوانید///آیا شما را کتابی [آسمانی از نزد خدا] ست که در آن می‌خوانید///آیا شما را کتابى است که از آن مى‌خوانید؟///آیا شما را کتابى است که [این حکم را] در آن مى‌خوانید///یا شما را کتابى هست که در آن فرا مى‌گیرید،///آیا شما کتابى دارید که در آن مى‌خوانید،///آیا شما را کتابی است (آسمانی) که در آن این حکم می‌خوانید؟///یا مگر کتابی دارید که در آنها مطالعه می‌کنید///آیا کتابی دارید که از آن درس می‌خوانید …///یا شما را است کتابی که در آن درس خوانید///یا شما را کتابی (وحیانی) است که در آن (وحی) فرا می‌گیرید، quran_en_fa That ye shall have, through it whatever ye choose? که در آن جهان هر چه را شما بخواهید و انتخاب کنید برای شما خواهد بود؟!///که در آن جهان هر چه را شما بخواهید و انتخاب کنید برای شما خواهد بود؟!///و هر چه اختیار کنید در آن هست؟///که هر چه را شما انتخاب کنید از آن شماست///که هر چه را برمى‌گزینید، براى شما در آن خواهد بود؟///که در آن [جهان]، هر چه را شما بخواهید و برگزینید، براى شما خواهد بود؟///که هر آنچه به هوای نفس بخواهید شما را فراهم است؟///که در آن برای شما هرچه آرزو کنید هست؟///که آنچه را شما انتخاب می‌کنید از آن شماست؟!///همانا شما را است در آن آنچه برگزینید///که هرچه را برمی‌گزینید، بی‌گمان برای شما در آن (کتاب) خواهد بود؟ quran_en_fa Or have ye Covenants with Us to oath, reaching to the Day of Judgment, (providing) that ye shall have whatever ye shall demand? یا شما را بر ما تا روز قیامت پیمان و سوگند استواری است که هر چه را به سود خود حکم کنید ویژه شماست؟!///یا شما را بر ما تا روز قیامت پیمان و سوگند استواری است که هر چه را به سود خود حکم کنید ویژه شماست؟!///یا با ما پیمانى که به روز قیامت کشد بسته‌اید؛ که به هر چه حکم کنید حق شما باشد؟///آیا شما را تا روز قیامت بر عهده‌ى ما پیمان‌هاى مؤکدى است که هر چه شما حکم کنید حق شما باشد///یا اینکه شما تا روز قیامت [از ما] سوگندهایى رسا گرفته‌اید که هر چه دلتان خواست حکم کنید؟///یا مگر براى شما پیمان‌هایى رسا به عهده‌ی ماست که تا روز قیامت، هر چه را حکم کنید، براى شما باشد؟///یا شما را بر ما (به عدم عقاب) عهد و سوگند دائمی تا روز قیامت است که هر چه حکم فرمایید به یقین بر شما فراهم است؟///یا شما را پیمانهایی است با ما که حکم آن تا قیامت باقی باشد که هر چه حکم کنید برای شما باشد؟///یا اینکه عهد و پیمان مؤکد و مستمری تا روز قیامت بر ما دارید که هر چه را حکم کنید برای شما باشد؟!///یا شما را است بر ما سوگندهائی رسنده به روز قیامت که شما را است آنچه فرمان دهید///یا اینکه شما تا روز قیامت (از ما) سوگندهایی رسا گرفته‌اید که هر چه دلتان خواست همواره (به آن) حکم کنید؟ quran_en_fa Ask thou of them, which of them will stand surety for that! از آنان بپرس کدامشان ضامن آن ادعاست [که مسلمان و مجرم یکسانند؟!!]///از آنان بپرس کدامشان ضامن آن ادعاست [که مسلمان و مجرم یکسانند؟!!]///از ایشان بپرس کدام یکشان ضامن چنین پیمانى است؟///از آنها بپرس: کدامشان ضامن این [ادعا] یند///از آنان بپرس: کدامشان ضامن این [ادعا] یند؟///از آنان بپرس که کدام یک از آنان ضامن این [ادعا] است؟///از آنان بپرس تا کدام ضامن این پیمانند؟///از ایشان بپرس که کدامیک از آنان ضامن این امر است؟///از آنها بپرس کدام یک از آنان چنین چیزی را تضمین می‌کند؟!///بپرسشان کدامین از ایشان است بدان گروندگان (یا پندارنده)///از آنان بپرس کدامشان بدین گمان است؟ quran_en_fa Or have they some "Partners" (in Allahhead)? Then let them produce their "partners", if they are truthful! یا شریکانی [در ربوبیت خدا] دارند [که از آنان نزد خدا شفاعت کنند که در اجر و ثواب با مسلمانان یکسان شوند؟] پس اگر راستگویند، شریکانشان را [به میدان] آورند.///یا شریکانی [در ربوبیت خدا] دارند [که از آنان نزد خدا شفاعت کنند که در اجر و ثواب با مسلمانان یکسان شوند؟] پس اگر راستگویند، شریکانشان را [به میدان] آورند.///یا آنها را بتانى است؟ اگر راست مى‌گویند بتان خود را بیاورند.///آیا شریکانى دارند؟ پس باید شریکان خود را بیاورند اگر راست مى‌گویند///یا شریکانى دارند؟ پس اگر راست مى‌گویند شریکانشان را بیاورند.///یا براى آنان شریکانى است [که در قیامت به دادشان برسند]؟ پس اگر راست‌گو هستند، شریکانشان را بیاورند.///یا آنها گواهانی (بر دعوی خود) دارند؟ اگر راست می‌گویند آن گواهان را حاضر کنند.///یا شرکایی دارند، پس اگر راست می‌گویند شریکانشان را به میان آورند///یا اینکه معبودانی دارند که آنها را شریک خدا قرار داده‌اند (و برای آنان شفاعت می‌کنند)؟! اگر راست می‌گویند معبودان خود را بیاورند!///یا ایشان را است شریکانی پس بیارند شریکان خویش را اگر هستند راستگویان‌///یا برایشان شریکانی است‌؟ پس اگر راست می‌گویند شریکانشان را بیاورند. quran_en_fa The Day that the shin shall be laid bare, and they shall be summoned to bow in adoration, but they shall not be able,- [یاد کن] روزی را که کار بر آنان به شدت سخت و دشوار شود، [و آن روز که جای هیچ تکلیف و عبادتی نیست به عنوان سرزنش و ملامت] به سجده کردن دعوت شوند، ولی در خود قدرت و استطاعت [سجده کردن] نیابند!///[یاد کن] روزی را که کار بر آنان به شدت سخت و دشوار شود، [و آن روز که جای هیچ تکلیف و عبادتی نیست به عنوان سرزنش و ملامت] به سجده کردن دعوت شوند، ولی در خود قدرت و استطاعت [سجده کردن] نیابند!///روزى که آن واقعه عظیم پدیدار شود و آنها را به سجود فرا خوانند، ولى نتوانند.///روزى که کار [بر کافران‌] سخت و دشوار شود و آنها [به تمسخر] به سجده فرا خوانده شوند ولى نتوانند///روزى که کار، زار [و رهایى دشوار] شود و به سجده فرا خوانده شوند و در خود توانایى نیابند.///روزى که دشواری [کار بر آنان] آشکار شود و به سجده دعوت شوند؛ ولى نتوانند.///در آن روز بسیار سخت به سجده خدا خوانده شوند و نتوانند.///روزی که هنگامه بالا گیرد، و آنان را به سجده دعوت کنند ولی نتوانند///(به خاطر بیاورید) روزی را که ساق پاها (از وحشت) برهنه می‌گردد و دعوت به سجود می‌شوند، اما نمی‌توانند (سجود کنند).///روزی که گشوده شود از ساق (پرده از روی کار برداشته شود) و دعوت شوند به سجده‌کردن پس نتوانند///روزی که از ساق (و سوق اعمالشان) پرده برگرفته شود به سجده فراخوانده شوند، پس نتوانند (سجده کنند). quran_en_fa Their eyes will be cast down,- ignominy will cover them; seeing that they had been summoned aforetime to bow in adoration, while they were whole, (and had refused). دیدگانشان از شرم و حیا، فرو افتاده، خواری و ذلت آنان را فرا گیرد و اینان [در دنیا] به سجده [بر خدا] دعوت می‌شدند در حالی که تندرست بودند [ولی از فرمان خدا متکبرانه روی می‌گرداندند.]///دیدگانشان از شرم و حیا، فرو افتاده، خواری و ذلت آنان را فرا گیرد و اینان [در دنیا] به سجده [بر خدا] دعوت می‌شدند در حالی که تندرست بودند [ولی از فرمان خدا متکبرانه روی می‌گرداندند.]///وحشت در چشمانشان پیداست، ذلت بر آنها چیره شده است. پیش از این نیز آنها را در عین تندرستى به سجده فراخوانده بودند.///دیدگانشان [هراسان‌] به زیر افتد و ذلت و خوارى وجودشان را فرا گیرد، در حالى که [در دنیا] به وقت تندرستى به سجده دعوت مى‌شدند [ولى ابا مى‌کردند]///دیدگانشان به زیر افتاده، خوارى آنان را فرو مى‌گیرد، در حالى که [پیش از این‌] به سجده دعوت مى‌شدند و تندرست بودند.///دیدگانشان [از ترس] فروافتاده و خوارى وجودشان را فراگرفته است. آنان [در دنیا] به سجده دعوت مى‌شدند، در حالى که تندرست بودند. [ولى سجده نمی‌کردند.]///چشمانشان ذلیل و ترسان، ذلت و حسرت آنها را فرا گرفته و از این پیش (در دنیا) با تن سالم به سجده خدا آنها را می‌خواندند (ولی اجابت نکردند).///دیدگانشان [از ترس‌] فرو افتاده باشد، غبار خفت و خواری بر رخسارشان نشسته، و چنین بود که به سجده دعوت می‌شدند و تندرست بودند///این در حالی است که چشمهایشان (از شدت شرمساری) به زیر افتاده، و ذلت و خواری وجودشان را فراگرفته؛ آنها پیش از این دعوت به سجود می‌شدند در حالی که سالم بودند (ولی امروز دیگر توانایی آن را ندارند)!///سرافکنده باشد دیدگانشان چیره گردد بر ایشان خواری و همانا بودند دعوت می‌شدند به سجده‌کردن حالیکه بودند تندرستان‌///چشمانشان خاشعانه [: برهم] است و ذلت آنان را فراگرفته‌. در حالی که همواره به سجود دعوت می‌شدند (سجده نمی‌کردند) با آنکه سالم بودند. quran_en_fa Then leave Me alone with such as reject this Message: by degrees shall We punish them from directions they perceive not. پس مرا با کسانی که این قرآن را انکار می‌کنند واگذار، به زودی ما آنان را به تدریج از آن جا که نمی‌دانند [به سوی عذاب] می‌کشانیم؛///پس مرا با کسانی که این قرآن را انکار می‌کنند واگذار، به زودی ما آنان را به تدریج از آن جا که نمی‌دانند [به سوی عذاب] می‌کشانیم؛///پس مرا با آنها که این سخن را تکذیب مى‌کنند واگذار تا اندک‌اندک، چنان که درنیابند، فروگیریمشان.///پس مرا با کسى که این سخن [هاى قرآن‌] را تکذیب مى‌کند واگذار. ما به تدریج آنها را از آن جا که نمى‌دانند گرفتار خواهیم ساخت///پس مرا با کسى که این گفتار را تکذیب مى‌کند واگذار. به تدریج آنان را به گونه‌اى که در نیابند [گریبان‌] خواهیم گرفت،///پس مرا با کسى که [قرآن،] این سخن [خدا] را تکذیب مى‌کند، واگذار! ما آنان را از راهى که نمى‌دانند، به تدریج [به سوى عذاب] پیش مى‌بریم.///(ای رسول، تو کیفر) مکذبان و منکران قرآن را به من واگذار که ما آنها را از آنجا که نفهمند (و گمان نعمت کنند) به عذاب سخت در افکنیم.///پس مرا با کسی که این سخن را تکذیب می‌کند، وابگذار، زودا که آهسته آهسته به نحوی که در نیابند، فرو خواهیمشان گرفت‌///اکنون مرا با آنها که این سخن را تکذیب می‌کنند واگذار! ما آنان را از آنجا که نمی‌دانند به تدریج به سوی عذاب پیش می‌بریم.///پس بهل مرا با آنکه تکذیب کند بدین داستان زود است به آهستگیشان گیرم از آنجا که ندانند///پس مرا رها کن با کسی که به این حدیث (قرآن) تکذیب می‌کند. زودا (که) آنان را در عذاب پیاپی داخل می‌کنیم، بدان گونه که نمی‌دانند. quran_en_fa A (long) respite will I grant them: truly powerful is My Plan. و [البته] آنان را مهلت می‌دهیم [تا گناهشان را در حال بی خبری به نهایت برسانند]، بی تردید نقشه و تدبیر من استوار است.///و [البته] آنان را مهلت می‌دهیم [تا گناهشان را در حال بی خبری به نهایت برسانند]، بی تردید نقشه و تدبیر من استوار است.///و به آنها مهلت دهم. هر آینه مکر من مکرى استوار است.///و مهلتشان مى‌دهم که نقشه من بسى محکم است///و مهلتشان مى‌دهم، زیرا تدبیر من [سخت‌] استوار است.///و به آنان مهلت مى‌دهم. البته تدبیر من محکم و استوار است.///و آنها را مهلت دهم که البته کید من قوی و بسیار سخت است.///و مهلتشان می‌دهم، زیرا تدبیر من سخت استوار است‌///و به آنها مهلت (بازگشت) می‌دهم؛ چرا که نقشه‌های من محکم و دقیق است!///و نیرنگ کنم برای ایشان که نیرنگ من است استوار///و برایشان مهلت می‌دهیم. بی‌گمان کید من پای‌برجاست. quran_en_fa Or is it that thou dost ask them for a reward, so that they are burdened with a load of debt?- [اینکه دعوتت را نمی‌پذیرند] مگر از آنان در برابر ابلاغ رسالت پاداشی می‌طلبی که از خسارت و زیانش سنگین بارند؟///[اینکه دعوتت را نمی‌پذیرند] مگر از آنان در برابر ابلاغ رسالت پاداشی می‌طلبی که از خسارت و زیانش سنگین بارند؟///یا از آنان مزدى طلبیده‌اى و اکنون از اداى آن در رنجند؟///آیا از آنها مزدى مى‌خواهى که از پرداخت آن [عاجز و] گرانبار شده‌اند///آیا از آنان مزدى درخواست مى‌کنى، و آنان خود را زیر بار تاوان، گرانبار مى‌یابند؟///آیا از آنان مزدى درخواست مى‌کنى که پرداخت آن بر آنان سنگین است؟///آیا تو از کافران امت مزد رسالت خواهی که بار غرامتش بر آنها گران است؟///یا مگر از آنان مزدی درخواست می‌کنی، و آنان خود را زیر بار تاوان، گرانبار می‌یابند؟///یا اینکه تو از آنها مزدی می‌طلبی که پرداختش برای آنها سنگین است؟!///یا پرسیشان پاداشی که ایشانند از هزینه سنگین‌باران‌///یا از آنان اجری می‌خواهی، پس ایشان از زیانشان گران‌بارند. quran_en_fa Or that the Unseen is in their hands, so that they can write it down? یا غیب نزد آنان است و آنان از روی آن] می‌نویسند [و خود با تکیه بر آن به ادعاهای خود یقین می‌کنند و به دیگران هم خبر می‌دهند؟///یا غیب نزد آنان است و آنان از روی آن] می‌نویسند [و خود با تکیه بر آن به ادعاهای خود یقین می‌کنند و به دیگران هم خبر می‌دهند؟///یا علم غیب مى‌دانند و آنهایند که مى‌نویسند؟///آیا [اسرار] غیب نزدشان است و آنها مى‌نویسند///یا [علم‌] غیب پیش آنهاست و آنها مى‌نویسند؟///یا [رازهای] نهان نزد آنهاست که آنان [از روى آن] مى‌نویسند؟///یا آنکه از عالم غیب آگاهند تا از آنجا چیزی بر نویسند؟///یا مگر علم و اسرار غیب با ایشان است و از روی آن می‌نویسند؟///یا اسرار غیب نزد آنهاست و آن را می‌نویسند (و به یکدیگر می‌دهند)؟!///یا نزد ایشان است ناپیدا پس ایشان می‌نویسند///یا نزدشان غیب است، پس ایشان (آن را) می‌نویسند؟ quran_en_fa So wait with patience for the Command of thy Lord, and be not like the Companion of the Fish,- when he cried out in agony. پس در برابر حکم و قضای پروردگارت [که هلاک کردن تدریجی این طاغیان است] شکیبا باش و مانند صاحب ماهی [یونس] مباش [که شتاب در آمدن عذاب را برای قومش خواست و به این علت در شکم ماهی محبوس شد] و در آن حال با دلی مالامال از اندوه، خدا را ندا داد.///پس در برابر حکم و قضای پروردگارت [که هلاک کردن تدریجی این طاغیان است] شکیبا باش و مانند صاحب ماهی [یونس] مباش [که شتاب در آمدن عذاب را برای قومش خواست و به این علت در شکم ماهی محبوس شد] و در آن حال با دلی مالامال از اندوه، خدا را ندا داد.///در برابر فرمان پروردگارت صابر باش و چون صاحب ماهى مباش که با دلى پراندوه ندا در داد.///پس بر حکم پروردگارت شکیبایى کن و مانند آن همدم ماهى (یونس) مباش آن‌گاه که [خدایش را] ندا داد و سخت غمگین بود///پس در [امتثال‌] حکم پروردگارت شکیبایى ورز، و مانند همدم ماهى [=یونس‌] مباش، آنگاه که اندوه زده ندا درداد.///پس براى [تحقق] فرمان پروردگارت صبر کن و همانند [یونس،] همدم ماهى مباش، [که شتاب در عذاب قومش را خواست و در شکم ماهى گرفتار شد،] آن‌گاه که با دلى پر اندوه [خدا را] ندا داد.///باز تو برای حکم خدای خود صبر کن و مانند صاحب ماهی (یونس که از خشم در عذاب امت تعجیل کرد) مباش که (عاقبت پشیمان شد و در ظلمت زندان شکم ماهی افتاد و) به حال غم و اندوه (خدا را بر نجات خود) خواند.///پس در انتظار حکم پروردگارت شکیبایی کن و همانند صاحب ماهی [یونس‌] مباش که [در تاریکی‌] ندا در داد و خشم فرو خورده بود///اکنون که چنین است صبر کن و منتظر فرمان پروردگارت باش، و مانند صاحب ماهی [= یونس‌] مباش (که در تقاضای مجازات قومش عجله کرد و گرفتار مجازات ترک اولی شد) در آن زمان که با نهایت اندوه خدا را خواند.///پس شکیبا شو برای فرمان پروردگار خویش و نباش مانند خداوند ماهی که بانگ برآورد و او بود از خشم گلوگیر///پس برای حکم پروردگارت صبر کن، و مانند همراه ماهی [: یونس] مباش، چون (خدا را) ندا در داد در حالی که غضبش فرونشسته بود. quran_en_fa Had not Grace from his Lord reached him, he would indeed have been cast off on the naked shore, in disgrace. اگر رحمت و لطفی از سوی پروردگارش او را در نیافته بود، یقینا نکوهش شده به صحرایی بی آب و گیاه افکنده می‌شد.///اگر رحمت و لطفی از سوی پروردگارش او را در نیافته بود، یقینا نکوهش شده به صحرایی بی آب و گیاه افکنده می‌شد.///اگر نعمت پروردگارش نبود، در عین بد حالى به صحرایى بى‌آب و گیاه مى‌افتاد.///اگر رحمت پروردگارش به او نرسیده بود، قطعا ملامت شده به صحرا افکنده مى‌شد///اگر لطفى از جانب پروردگارش تدارک [حال‌] او نمى‌کرد، قطعا نکوهش شده بر زمین خشک انداخته مى‌شد.///اگر رحمت و لطفى از سوى پروردگارش او را در نیافته بود، قطعا نکوهش شده به صحرایى بى‌گیاه افکنده مى‌شد.///که اگر لطف و رحمت پروردگارش در نیافتی با نکوهش به صحرای بی‌آب و گیاه در افتادی (و هلاک شدی).///اگر نعمتی از جانب پروردگارش او را دستگیری نمی‌کرد، به کرانه‌ [ی بی‌آب و علف‌] افکنده شده بود و قابل ملامت بود///و اگر رحمت خدا به یاریش نیامده بود، (از شکم ماهی) بیرون افکنده می‌شد در حالی که نکوهیده بود!///اگر نه دریافته بودش نعمتی از پروردگارش هرآینه افکنده می‌شد به دشت و می‌بود او نکوهیده‌///اگر نعمتی از پروردگارش او را در نیافته بود، بی‌گمان در بیابان (خشک و بی‌آب و گیاه) افکنده می‌شد در حالی که مذموم بود. quran_en_fa Thus did his Lord choose him and make him of the Company of the Righteous. پس پروردگارش او را برگزید و از شایستگان قرار داد///پس پروردگارش او را برگزید و از شایستگان قرار داد///پس پروردگارش او را برگزید و در زمره صالحانش آورد.///سپس پروردگارش وى را برگزید و از شایستگانش قرار داد///پس پروردگارش وى را برگزید و از شایستگانش گردانید.///پس خداوند او را برگزید و او را از شایستگان قرار داد.///باز (چون به درگاه حق نالید) خدایش برگزید و از صالحانش گردانید.///سپس پروردگارش او را برگزید و از شایستگانش قرار داد///ولی پروردگارش او را برگزید و از صالحان قرار داد!///پس برگزیدش پروردگارش و گردانیدش از شایستگان‌///پس پروردگارش او را برگزید و از شایستگانش نهاد. quran_en_fa And the Unbelievers would almost trip thee up with their eyes when they hear the Message; and they say: "Surely he is possessed!" و کافران چون قرآن را شنیدند، نزدیک بود تو را با چشمانشان بلغزانند [و از پای درآورند] و می‌گویند: بی تردید او دیوانه است!///و کافران چون قرآن را شنیدند، نزدیک بود تو را با چشمانشان بلغزانند [و از پای درآورند] و می‌گویند: بی تردید او دیوانه است!///و کافران چون قرآن را شنیدند نزدیک بود که تو را با چشمان خود به سر درآورند و مى‌گویند که او دیوانه است،///و همانا کسانى که کافر شدند، وقتى که قرآن را شنیدند، نزدیک بود تو را با چشمان [خشمگین‌] خود از جاى برکنند، و مى‌گویند: او حتما دیوانه است///و آنان که کافر شدند، چون قرآن را شنیدند چیزى نمانده بود که تو را چشم بزنند، و مى‌گفتند: «او واقعا دیوانه‌اى است.»///و کافران، چون قرآن را می‌شنوند، نزدیک است تو را چشم بزنند و مى‌گویند: «او دیوانه است.»///البته نزدیک است که کافران به چشمان (بد) خود (چشم زخمت زنند و) از پایت در آورند، آن گاه که آیات قرآن بشنوند و (چون در فصاحتش حیرت کنند از شدت حسد) گویند که این شخص عجب دیوانه است.///و بسیار نزدیک بود که کافران چون قرآن را شنیدند، تو را با دیدگانشان آسیب برسانند و گفتند او دیوانه است‌///نزدیک است کافران هنگامی که آیات قرآن را می‌شنوند با چشم‌زخم خود تو را از بین ببرند، و می‌گویند: «او دیوانه است!»///و همانا نزدیک است آنان که کفر ورزیدند بلغزانندت با دیدگان خویش هنگامی که شنیدند ذکر را و گویند او است دیوانه‌///و بی‌گمان کسانی که کافر شدند، نزدیکند بی‌امان تو را به هنگامی که ذکر [: قرآن] را شنیدند با چشم‌هایشان متزلزل کنند، و گویند او همواره بس مجنون است. quran_en_fa But it is nothing less than a Message to all the worlds. در حالی که قرآن جز مایه تذکر و پند برای جهانیان نیست.///در حالی که قرآن جز مایه تذکر و پند برای جهانیان نیست.///و حال آنکه قرآن براى جهانیان جز اندرزى نیست.///و حال آن که [قرآن‌] جز تذکارى براى جهانیان نیست///و حال آنکه [قرآن‌] جز تذکارى براى جهانیان نیست.///درحالى که آن [قرآن] جز مایه‌ی تذکر و پند براى جهانیان نیست.///در حالی که این کتاب الهی جز ذکر و پند و حکمت برای عالمیان هیچ نیست.///و حال آنکه آن جز پندی برای جهانیان نیست‌///در حالی که این (قرآن) جز مایه بیداری برای جهانیان نیست!///و نیست او جز ذکری از برای جهانیان‌///در حالی که او جز یادواره‌ای برای جهانیان نیست. quran_en_fa The Sure Reality! آن روز ثابت و حق [که وقوعش حتمی و تردیدناپذیر است،]///آن روز ثابت و حق [که وقوعش حتمی و تردیدناپذیر است،]///آن روز بر حق.///آن واقعه حتمى [رستاخیز]///آن رخ دهنده.///آن روز راستین!///قیامت آن روز حق و حقیقت است (که حقوق خلق و حقایق امور در آن به ظهور رسد).///حاقه‌///(روز رستاخیز) روزی است که مسلما واقع می‌شود!///آن فرودآینده‌///حقیقت حتمی [: معاد] quran_en_fa What is the Sure Reality? آن روز ثابت و حق چیست؟///آن روز ثابت و حق چیست؟///چیست آن روز بر حق؟///چیست آن واقعه حتمى///چیست آن رخ دهنده؟///چه روز راستین!///آن روز حق و حقیقت چه (روز هولناک سختی) است؟///حاقه چیست؟///چه روز واقع شدنی!///چیست آن فرودآینده‌///چیست (آن) حقیقت؟ quran_en_fa And what will make thee realise what the Sure Reality is? و تو چه می‌دانی که آن روز ثابت و حق چیست؟///و تو چه می‌دانی که آن روز ثابت و حق چیست؟///و چه دانى که آن روز بر حق چیست؟///و تو چه دانى که آن واقعه حتمى چیست///و چه دانى که آن رخ دهنده چیست؟///و چه مى‌دانى آن روز راستین چیست؟///چگونه سختی و عظمت آن روز را درک توانی کرد؟///و چه دانی حاقه چیست؟///و تو چه می‌دانی آن روز واقع شدنی چیست؟!///و ندانستت چیست فرودآینده‌///و چه فهماندت (این) حقیقت چیست‌؟ quran_en_fa The Thamud and the 'Ad People (branded) as false the Stunning Calamity! [قوم] ثمود و عاد آن روز کوبنده را انکار کردند؛///[قوم] ثمود و عاد آن روز کوبنده را انکار کردند؛///قوم ثمود و عاد روز رستاخیز را دروغ انگاشتند.///ثمود و عاد، آن حادثه کوبنده را تکذیب کردند///ثمود و عاد، آن حادثه کوبنده را تکذیب کردند.///قوم ثمود و عاد آن حادثه‌ی کوبنده را تکذیب کردند.///قوم عاد و ثمود آن روز کوبنده را تکذیب کردند.///قوم ثمود و عاد درهم کوب [/قیامت‌] را دروغ انگاشتند///قوم «ثمود» و «عاد» عذاب کوبنده الهی را انکار کردند (و نتیجه شومش را دیدند)!///تکذیب کردند ثمود و عاد به کوبنده‌///ثمودیان و عادیان به کوبنده‌ی شدید [: قیامت] را تکذیب کردند. quran_en_fa But the Thamud,- they were destroyed by a terrible Storm of thunder and lightning! اما قوم ثمود با عذابی سرکش هلاک شدند،///اما قوم ثمود با عذابی سرکش هلاک شدند،///اما قوم ثمود به آن بانگ سهمگین هلاک شدند.///اما ثمود با صیحه طغیانگر به هلاکت رسیدند///اما ثمود به [سزاى‌] سرکشى [خود] به هلاکت رسیدند.///پس قوم ثمود با عذابى سرکش، نابود شدند.///اما قوم ثمود به کیفر طغیان هلاک شدند.///و اما ثمود، بر اثر طغیان خود به نابودی کشیده شدند///اما قوم «ثمود» با عذابی سرکش هلاک شدند!///اما ثمود پس نابود شدند به سرکشنده‌///پس اما ثمودیان با (عذابی) طغیان‌کننده به هلاکت رسیدند. quran_en_fa And the 'Ad, they were destroyed by a furious Wind, exceedingly violent; و اما قوم عاد با تندبادی بسیار سرد و طغیان‌گر نابود شدند،///و اما قوم عاد با تندبادی بسیار سرد و طغیان‌گر نابود شدند،///و اما قوم عاد با وزش باد صرصر به هلاکت رسیدند.///و اما عاد، با تندبادى توفنده و سرکش هلاک شدند///و اما عاد، به [وسیله‌] تندبادى توفنده سرکش هلاک شدند.///و اما قوم عاد با بادى سرد و سوزان و بنیان‌کن نابود شدند،///اما قوم عاد نیز به بادی تند و سرکش به هلاکت رسیدند.///و اما عاد، با تندبادی سخت سرد و بنیان‌کن به نابودی کشیده شدند///و اما قوم «عاد» با تندبادی طغیانگر و سرد و پرصدا به هلاکت رسیدند،///و اما عاد پس نابود شدند به بادی تندوزنده سرکش‌///و اما عادیان به بادی بس سرد و تجاوزکننده هلاک شدند. quran_en_fa He made it rage against them seven nights and eight days in succession: so that thou couldst see the (whole) people lying prostrate in its (path), as they had been roots of hollow palm-trees tumbled down! که خدا آن را هفت شب و هشت روز پی در پی بر آنان مسلط کرد و [اگر آنجا بودی] می‌دیدی که آنان مانند تنه‌های پوسیده و پوک درختان خرما روی زمین افتاده [و هلاک شده‌اند.]///که خدا آن را هفت شب و هشت روز پی در پی بر آنان مسلط کرد و [اگر آنجا بودی] می‌دیدی که آنان مانند تنه‌های پوسیده و پوک درختان خرما روی زمین افتاده [و هلاک شده‌اند.]///آن عذاب را هفت شب و هشت روز پى در پى بر آنان بگماشت. آن قوم را چون تنه‌هاى پوسیده خرما مى‌دیدى که افتاده‌اند و مرده‌اند.///[خدا] آن را هفت شب و هشت روز پیاپى بر آنها مسلط کرد، که آن قوم را در آن به خاک افتاده مى‌دیدى گویى آنها تنه‌هاى تو خالى و فرو افتاده‌ى نخلند/// [که خدا] آن را هفت شب و هشت روز پیاپى بر آنان بگماشت: در آن [مدت‌] مردم را فرو افتاده مى‌دیدى، گویى آنها تنه‌هاى نخلهاى میان تهى‌اند.///خدا هفت شب و هشت روز پى­درپى، آن را بر آنان مسلط کرد. پس [اگر آنجا بودى،] مى‌دیدى که در آن ایام، آن قوم از پا افتاده، گویا تنه‌هاى نخل توخالى هستند.///که آن باد تند را خدا هفت شب و روز پی در پی بر آنها مسلط کرد که دیدی آن مردم گویی ساقه نخل خشکی بودند که به خاک در افتادند.///که خداوند آن را هفت شب و هشت روز پیوسته بر آنان گماشت و آن قوم را در آن حال از پا در افتاده بینی، گویی ایشان خرمابنانی هستند ریشه کن شده‌///(خداوند) این تندباد بنیان‌کن را هفت شب و هشت روز پی در پی بر آنها مسلط ساخت، (و اگر آنجا بودی) می‌دیدی که آن قوم همچون تنه‌های پوسیده و تو خالی درختان نخل در میان این تند باد روی زمین افتاده و هلاک شده‌اند!///بگماردش بر ایشان هفت شب و هشت روز داشت روز پی‌درپی که بینی گروه را در آن بیهوش افتاده گوئیا آنانند تنه‌های نخل فروافتاده‌///(که خدا) آن را بر (سر و سامان) شان هفت شب و هشت روز چیره کرد، حال آنکه (این روزهای طوفانی) ریشه‌کننده‌‌هایی بودند. پس می‌بینی (این) گروه را که در آن (باد) از بنیاد برکنده شدند، گویی آنان پایه‌های پوک درختان خرمایی می‌باشند. quran_en_fa Then seest thou any of them left surviving? آیا از آنان هیچ باقی مانده‌ای می‌بینی؟///آیا از آنان هیچ باقی مانده‌ای می‌بینی؟///آیا کسى را مى‌بینى که از آنها بر جاى مانده باشد؟///پس آیا از آنها هیچ باقى مانده‌اى مى‌بینى///آیا از آنان کسى را بر جاى مى‌بینى؟///پس آیا هیچ بازمانده‌اى براى آنان مى‌بینى؟///آیا هیچ بینی که (دیگر به روزگار) از آنان اثری باشد؟///پس آیا اثری از ایشان بازمانده می‌بینی؟///آیا کسی از آنها را باقی می‌بینی؟!///پس آیا می‌نگری برای ایشان بازماندگانی‌///پس آیا برایشان هیچ (حالت) ماندگاری‌ای می‌بینی‌؟ quran_en_fa And Pharaoh, and those before him, and the Cities Overthrown, committed habitual Sin. و فرعون و کسانی که پیش از او بودند و مردم شهرهای زیر و رو شده [قوم لوط] مرتکب گناهان بزرگ شدند،///و فرعون و کسانی که پیش از او بودند و مردم شهرهای زیر و رو شده [قوم لوط] مرتکب گناهان بزرگ شدند،///و فرعون و مردمى که پیش از او بودند و نیز مردم مؤتفکه گناهکار آمدند.///و فرعون و کسانى که پیش از او بودند، و [مردم‌] شهرهاى سرنگون شده‌ى [قوم لوط] مرتکب خطا شدند///و فرعون و کسانى که پیش از او بودند و [مردم‌] شهرهاى سرنگون شده [سدوم و عاموره‌] مرتکب خطا شدند.///و فرعون و کسانى که پیش از او بودند و [مردم] شهرهای زیر و رو شده خطا کردند.///و فرعون و اقوام پیش از او و مردم آن آبادیهای زیر و رو شده (یعنی قوم زشتکار لوط) به کفر و خطاکاری برخاستند.///و فرعون و پیشینیان او و [اهل‌] شهرهای نگونسار، طغیان پیش آوردند///و فرعون و کسانی که پیش از او بودند و همچنین اهل شهرهای زیر و رو شده [=قوم لوط] مرتکب گناهان بزرگ شدند،///و آمد فرعون و آنان که پیش از او بودند و باژگون‌شدگان به گناه‌///و فرعون و کسانی که پیش از او بودند و دورافتادگان (از حق) به خطاپیشگی سخت در آمدند. quran_en_fa And disobeyed (each) the messenger of their Lord; so He punished them with an abundant Penalty. و فرستاده پروردگارشان را نافرمانی کردند و خدا هم آنان را به عذابی سخت گرفت.///و فرستاده پروردگارشان را نافرمانی کردند و خدا هم آنان را به عذابی سخت گرفت.///فرستاده پروردگارشان را نافرمانى کردند و خدا نیز آنان را به سختى فرو گرفت.///و از فرمان فرستاده‌ى پروردگارشان سرپیچى کردند پس آنها را بکیفرى سخت بگرفت///و از امر فرستاده پروردگارشان سرپیچى کردند، و [خدا هم‌] آنان را به گرفتنى سخت، فرو گرفت.///پس فرستاده‌ی پروردگارشان را نافرمانى کردند و خداوند آنان را به قهرى فزاینده و سخت گرفت.///و با رسول پروردگارشان مخالفت کردند، خدا هم آنان را به عذابی سخت گرفتار ساخت.///سپس از پیامبر پروردگارشان نافرمانی کردند، آنگاه [خداوند] آنان را به مؤاخذه‌ای سخت فرو گرفت‌///و با فرستاده پروردگارشان مخالفت کردند؛ و خداوند (نیز) آنها را به عذاب شدیدی گرفتار ساخت!///پس سرپیچیدند فرستاده پروردگار خویش را پس بگرفتشان گرفتنی سخت‌///پس فرستاده‌ی پروردگارشان را عصیان کردند، در نتیجه خدا (گریبان‌) آنان را به سختی برگرفت. quran_en_fa We, when the water (of Noah's Flood) overflowed beyond its limits, carried you (mankind), in the floating (Ark), هنگامی که آب طغیان کرد، ما شما را در کشتی سوار کردیم،///هنگامی که آب طغیان کرد، ما شما را در کشتی سوار کردیم،///چون آب طغیان کرد، شما را به کشتى سوار کردیم.///ما وقتى که آب طغیان کرد، شما را بر کشتى سوار نمودیم///ما، چون آب طغیان کرد، شما را بر کشتى سوار نمودیم.///همانا [در زمان نوح،] چون [با اراده ما] آب طغیان کرد، شما را در آن کشتى روان سوار کردیم.///(شما مردم فرزندان نوحید که) ما چون طوفان دریا طغیان کرد شما را به کشتی نشاندیم (و نجاتتان دادیم).///ما آنگاه که سیلاب طغیان کرد، شما را در کشتی سوار کردیم‌///و هنگامی که آب طغیان کرد، ما شما را سوار بر کشتی کردیم،///همانا گاهی که فزونی گرفت آب سوارتان کردیم در رونده‌///ما به‌راستی هنگامی که آب طغیان کرد شما را در (کشتی) روان حمل کردیم (در حالی که ذریه‌هایی در صلب‌های مردان و ترائب]: سینه‌های زنان [(بودید). quran_en_fa That We might make it a Message unto you, and that ears (that should hear the tale and) retain its memory should bear its (lessons) in remembrance. تا آن را برای شما مایه تذکر و بیداری قرار دهیم و گوش شنوا آن را [به عنوان مایه عبرت و تذکر] حفظ کند.///تا آن را برای شما مایه تذکر و بیداری قرار دهیم و گوش شنوا آن را [به عنوان مایه عبرت و تذکر] حفظ کند.///تا آن را مایه اندرزتان گردانیم و گوش نگه‌دارنده اندرز آن را فرا گیرد.///تا آن را براى شما [مایه‌] تذکرى گردانیم و گوش‌هاى فرا گیرنده آن را نگاه دارد///تا آن را براى شما [مایه‌] تذکرى گردانیم و گوشهاى شنوا آن را نگاه دارد.///تا آن را براى شما مایه‌ی تذکرى قرار دهیم و گوشى که شنواست، آن را ضبط کند.///تا آن (غرق کفار و نجات مؤمنان) را مایه پند و عبرت شما مردم قرار دهیم و لیکن گوش شنوای هوشمندان این پند و تذکر را تواند فرا گرفت.///تا سرانجام آن را پندآموزی برای شما گردانیم، و گوشهای نیوشا آن را فرا می‌گیرد///تا آن را وسیله تذکری برای شما قرار دهیم و گوشهای شنوا آن را دریابد و بفهمد.///تا بگردانیمش برای شما یادآوریی و بشنوندش گوشهائی شنونده‌///برای اینکه این کشتی را برایتان یادواره‌ای نهیم و گوش‌هایی شنوا آن را فرا گیرند، quran_en_fa Then, when one blast is sounded on the Trumpet, پس چون در صور یک بار دمیده شود،///پس چون در صور یک بار دمیده شود،///چون یک بار در صور دمیده شود،///پس آنگاه که در صور یک بار دمیده شود///پس آنگاه که در صور یک بار دمیده شود.///پس آن‌گاه که در صور یک بار دمیده شود،///باز (به یاد آر) چون در صور (اسرافیل) یک بار بدمند.///و چون دمی یگانه در صور دمیده شود///به محض اینکه یک بار در «صور» دمیده شود،///تا گاهی که دمیده شود در صور یک دمیدن‌///پس هنگامی که در صور [: بوق جان‌فرسا] یک‌جا دمیده شود، quran_en_fa And the earth is moved, and its mountains, and they are crushed to powder at one stroke,- و زمین و کوه‌ها از جای خود برداشته شوند و هر دوی آنها یک باره درهم کوبیده و ریز ریز گردند!///و زمین و کوه‌ها از جای خود برداشته شوند و هر دوی آنها یک باره درهم کوبیده و ریز ریز گردند!///و زمین و کوه‌ها را برگیرند و یکباره در هم کوبند،///و زمین و کوه‌ها از جاى خود برداشته شده، هر دوى آنها یکباره در هم کوبیده شوند///و زمین و کوه‌ها از جاى خود برداشته شوند و هر دوى آنها با یک تکان ریز ریز گردند.///و زمین و کوه‌ها [از جاى] برداشته شوند و با یک [ضربه‌ی] خردکننده خرد و درهم کوبیده شوند،///و زمین و کوهها را بر دارند و یک مرتبه همه را خرد و متلاشی سازند.///و زمین و کوهها برداشته شده و یکباره درهم کوبیده شود///و زمین و کوه‌ها از جا برداشته شوند و یکباره در هم کوبیده و متلاشی گردند،///و برداشته شوند زمین و کوه‌ها پس کوبیده شوند یک کوبیدن‌///و زمین و کوه‌ها (با زلزله‌ی فراگیر) حمل شوند، پس یکجا نرم (و ویران) گردند. quran_en_fa On that Day shall the (Great) Event come to pass. پس آن روز است که آن واقعه بزرگ واقع می‌شود؛///پس آن روز است که آن واقعه بزرگ واقع می‌شود؛///آن روز آن حادثه به وقوع پیوسته باشد.///آن روز است که آن واقعه [عظیم‌] روى دهد///پس آن روز است که واقعه [آنچنانى‌] وقوع یابد.///پس در آن روز، واقعه [بزرگ] روى خواهد داد.///آن‌گاه آن واقعه بزرگ قیامت واقع گردد.///پس در چنین روزی واقعه‌ [ی قیامت‌] روی دهد///در آن روز «واقعه عظیم» روی می‌دهد،///در آن روز فرود آید فرودآینده‌///پس در این هنگام واقعه (‌ی قیامت‌) رخ دهد، quran_en_fa And the sky will be rent asunder, for it will that Day be flimsy, و آسمان بشکافد و در آن روز است که از هم گسسته و متلاشی گردد؛///و آسمان بشکافد و در آن روز است که از هم گسسته و متلاشی گردد؛///و آسمان که در آن روز سست شده است، بشکافد.///و آسمان از هم بشکافد، پس در آن روز سست و متلاشى گردد///و آسمان از هم بشکافد، و در آن روز است که آن از هم گسسته باشد.///و آسمان می‌شکافد و در آن روز از متلاشى می‌گردد.///و بنای مستحکم آسمان (از دهشت و عظمت) آن روز سست شود و سخت درهم شکافد.///و آسمان از هم بشکافد و آن در چنین روزی سست پیوند است‌///و آسمان از هم می‌شکافد و سست می‌گردد و فرومی‌ریزد!///و شکافت آسمان پس آن است در آن روز سست‌///و آسمان بشکافد. پس آن در این هنگام بسی سست (بنیاد) است. quran_en_fa And the angels will be on its sides, and eight will, that Day, bear the Throne of thy Lord above them. و فرشتگان [برای اجرای دستورها حق] بر کناره‌ها و اطراف آسمان قرار می‌گیرند، ودر آن روز هشت فرشته، عرش پروردگارت را بر فراز همه آنها حمل می‌کنند.///و فرشتگان [برای اجرای دستورها حق] بر کناره‌ها و اطراف آسمان قرار می‌گیرند، ودر آن روز هشت فرشته، عرش پروردگارت را بر فراز همه آنها حمل می‌کنند.///و فرشتگان در اطراف آسمان باشند. و در آن روز هشت تن از آنها عرش پروردگارت را بر فراز سرشان حمل مى‌کنند.///و فرشتگان در اطراف [آسمان‌] اند، و عرش پروردگارت را آن روز هشت [فرشته‌] بر بالاى سر خود حمل مى‌کنند///و فرشتگان در اطراف [آسمان‌] اند، و عرش پروردگارت را آن روز، هشت [فرشته] بر سر خود بر مى‌دارند.///و فرشتگان در اطراف آن هستند، [و منتظر فرمانند.] و آن روز عرش پروردگارت را هشت نفر بالاى سر خود مى‌برند.///و فرشتگان بر اطراف آسمان (منتظر فرمان حق) باشند و عرش پروردگارت را در آن روز هشت ملک مقرب بر فراز سرشان (یا فراز سر مردم) بردارند.///و فرشتگان بر کناره‌ها [ی آسمان‌] ایستاده باشند، و عرش پروردگارت را در آن روز هشت تن برفرازشان حمل می‌کنند///فرشتگان در اطراف آسمان قرارمی‌گیرند (و برای انجام مأموریتها آماده می‌شوند)؛ و آن روز عرش پروردگارت را هشت فرشته بر فراز همه آنها حمل می‌کنند!///و فرشته بر اطراف آن است و بردارد عرش پروردگارت را بر فراز ایشان در آن روز هشت تن‌///و فرشته بر اطراف آن (آسمان شکافته‌شده) است. و عرش پروردگارت را بالای سر (و سامان) شان در آن روز هشت نفر (از عرشیان) حمل می‌کنند. quran_en_fa That Day shall ye be brought to Judgment: not an act of yours that ye hide will be hidden. آن روز [همه شما برای حسابرسی به پیشگاه خدا] عرضه می‌شوید در حالی که هیچ [عمل و نیت] پوشیده‌ای از شما پنهان نمی‌ماند.///آن روز [همه شما برای حسابرسی به پیشگاه خدا] عرضه می‌شوید در حالی که هیچ [عمل و نیت] پوشیده‌ای از شما پنهان نمی‌ماند.///آن روز شما را پیش آورند و هیچ چیز شما نهان نماند.///در آن روز، [شما به پیشگاه خدا] عرضه مى‌شوید و هیچ [کار] پوشیده‌اى از شما پنهان نمى‌ماند///در آن روز، شما [به پیشگاه خدا] عرضه مى‌شوید، [و] پوشیده‌اى از شما پوشیده نمى‌ماند.///آن روز شما [به پیشگاه خدا] عرضه مى‌شوید، به­گونه‌اى که هیچ چیز پوشیده‌اى از شما، پنهان نماند.///آن روز که (در پیشگاه حساب) شما را حاضر کنند هیچ کار از اسرار مخفی شما هم پنهان نخواهد ماند.///در چنین روزی [بر خداوند] عرضه شوید، و هیچ رازتان پوشیده نماند///در آن روز همگی به پیشگاه خدا عرضه می‌شوید و چیزی از کارهای شما پنهان نمی‌ماند!///در آن روز عرضه شوید نهان نماند از شما نهان‌شونده‌///چنان روزی (بر پروردگار) عرضه می‌شوید، حال آنکه هیچ (چیز) پنهان از شما (بر او) مخفی نباشد. quran_en_fa Then he that will be given his Record in his right hand will say: "Ah here! Read ye my Record! اما کسی که پرونده‌اش را به دست راستش دهند، می‌گوید: [ای مردم!] پرونده مرا بگیرید و بخوانید.///اما کسی که پرونده‌اش را به دست راستش دهند، می‌گوید: [ای مردم!] پرونده مرا بگیرید و بخوانید.///اما هر کس که نامه اعمالش را به دست راستش دهند، مى‌گوید: نامه مرا بگیرید و بخوانید.///اما کسى که کارنامه‌اش به دست راستش داده شود، گوید: بیایید و نامه مرا بخوانید///اما کسى که کارنامه‌اش به دست راستش داده شود، گوید: «بیایید و کتابم را بخوانید.///پس آن که کارنامه‌اش به دست راستش داده شود، مى‌گوید: «[بیایید] کارنامه‌ی مرا بگیرید و بخوانید!///اما کسی که نامه اعمال او را به دست راستش دهند (با کمال نشاط و شادمانی و سربلندی به اهل محشر) گوید: بیایید نامه مرا بخوانید.///سپس هر کس که کارنامه‌اش به دست راستش داده شود، [شادمانه‌] گوید بیایید کارنامه مرا بخوانید///پس کسی که نامه اعمالش را به دست راستش دهند (از شدت شادی و مباهات) فریاد می‌زند که: «(ای اهل محشر!) نامه اعمال مرا بگیرید و بخوانید!///اما آنکه داده شد کتابش را به راستش گوید اینک بیائید بخوانید نامه مرا///پس اما کسی که کتاب (اعمال) ش به دست راستش داده شود، گوید: «هان! کتاب مرا بخوانید.» quran_en_fa "I did really understand that my Account would (One Day) reach me!" من یقین داشتم که حساب اعمالم را می‌بینم [به این سبب همه اعمالم را هماهنگ با احکام خدا انجام دادم و کردار بدم را اصلاح کردم.]///من یقین داشتم که حساب اعمالم را می‌بینم [به این سبب همه اعمالم را هماهنگ با احکام خدا انجام دادم و کردار بدم را اصلاح کردم.]///من یقین داشتم که حساب خود را خواهم دید.///همانا من باور داشتم که با حساب خود رو به رو مى‌شوم///من یقین داشتم که به حساب خود مى‌رسم.///من مى‌دانستم که با حساب خود رو­به­رو خواهم شد.»///من ملاقات این روز حسابم را اعتقاد داشتم (و در دنیا به گناه نپرداختم).///به یقین می‌دانستم که با حساب و کتاب خود مواجه خواهم شد///من یقین داشتم که (قیامتی در کار است و) به حساب اعمالم می‌رسم!»///من می‌پنداشتم که رسنده‌ام به حساب خویش‌///«من به‌راستی گمان (شایسته‌ی ایمان) داشتم که بی‌گمان حسابم را ملاقات خواهم کرد.» quran_en_fa And he will be in a life of Bliss, پس او در یک زندگی خوش و پسندیده‌ای است.///پس او در یک زندگی خوش و پسندیده‌ای است.///پس او در یک زندگى پسندیده و خوش خواهد بود،///پس او در یک زندگى خوش باشد///پس او در یک زندگى خوش است:///پس او در زندگى رضایت‌بخشى است.///این چنین کس در عیش و زندگانی خوش خواهد بود.///آنگاه او در زندگی پسندیده‌ای است‌///او در یک زندگی (کاملا) رضایتبخش قرار خواهد داشت،///پس او است در زندگانی خوشنود (پسندیده)///پس او در (ژرفای) معیشتی رضایت‌بخش است. quran_en_fa In a Garden on high, در بهشتی برین///در بهشتی برین///در بهشتى برین،///در بهشتى برین///در بهشتى برین،///در بهشتى برین.///در بهشت عالی رتبه (ابدی).///در بهشتی برین‌///در بهشتی عالی،///در بهشتی بلند (افراشته)///در باغی والا، با درختانی سردرهم، quran_en_fa The Fruits whereof (will hang in bunches) low and near. که میوه هایش در دسترس است.///که میوه هایش در دسترس است.///که میوه‌هایش در دسترس باشد.///[که‌] میوه‌هایش در دسترس است/// [که‌] میوه هایش در دسترس است.///که میوه‌هایش در دسترس است.///که میوه‌های آن همیشه در دسترس (بهشتیان) است.///که میوه‌هایش دسترس است‌///که میوه هایش در دسترس است!///که چیده‌های آن است فرود و نزدیک‌///(که) چیدنی‌هایش (به او) نزدیک است. quran_en_fa "Eat ye and drink ye, with full satisfaction; because of the (good) that ye sent before you, in the days that are gone!" [به آنان گویند:] بخورید و بیاشامید، گوارایتان باد به سبب اعمالی که در ایام گذشته انجام دادید؛///[به آنان گویند:] بخورید و بیاشامید، گوارایتان باد به سبب اعمالی که در ایام گذشته انجام دادید؛///بخورید و بیاشامید، گوارا باد شما را. اینها پاداش اعمالى است که در ایام گذشته به جاى مى‌آورده‌اید.///بخورید و بنوشید، گوارایتان باد، به [پاداش‌] آنچه در روزهاى گذشته پیش فرستاده‌اید///بخورید و بنوشید، گواراتان باد، به [پاداش‌] آنچه در روزهاى گذشته انجام دادید.///بخورید و بیاشامید. گوارایتان باد! به پاداش کارهایى که در دوران گذشته کرده‌اید.///(و خطاب رسد که) از طعام و شرابهای لذیذ و گوارای بهشتی هر چه خواهید تناول کنید، شما را گوارا باد، که این پاداش اعمال ایام گذشته دنیاست که (بر امروز خویش) پیش فرستادید.///[به آنان گویند] به خاطر آنچه در روزگاران گذشته انجام داده‌اید، بخورید و بیاشامید گوارا///(و به آنان گفته می‌شود:) بخورید و بیاشامید گوارا در برابر اعمالی که در ایام گذشته انجام دادید!///بخورید و بنوشید گوارا باد شما را بدانچه گذشت از شما در روزگاران گذشته‌///(به آنان گفته شود:) «به گوارایی بخورید و بیاشامید، به سبب آن چه در زمان‌های گذشته از پیش فرستادید.» quran_en_fa And he that will be given his Record in his left hand, will say: "Ah! Would that my Record had not been given to me! و اما کسی که پرونده اعمالش را به دست چپش دهند، می‌گوید: ای کاش پرونده‌ام را دریافت نمی‌کردم،///و اما کسی که پرونده اعمالش را به دست چپش دهند، می‌گوید: ای کاش پرونده‌ام را دریافت نمی‌کردم،///اما آن کس که نامه اعمالش را به دست چپش دهند مى‌گوید: اى کاش نامه مرا به دست من نداده بودند،///و اما کسى که کارنامه‌اش بدست چپ او داده شود، گوید: اى کاش نامه‌ام به من داده نمى‌شد///و اما کسى که کارنامه‌اش به دست چپش داده شود، گوید: «اى کاش کتابم را دریافت نکرده بودم.///و اما آن که کارنامه‌اش به دست چپش داده شود، مى‌گوید: «اى کاش کارنامه‌ام را به من نمى‌دادند،///و اما آن کس که کتاب عملش به دست چپ دهند (با کمال شرمندگی و اندوه) گوید: ای کاش نامه مرا به من نمی‌دادند.///و اما کسی که کارنامه‌اش به دست چپش داده شود، [سوکمندانه‌] گوید ای کاش کارنامه‌ام به من داده نمی‌شد///اما کسی که نامه اعمالش را به دست چپش بدهند می‌گوید: «ای کاش هرگز نامه اعمالم را به من نمی‌دادند.///و اما آنکه داده شد نامه خویش را به چپش گوید کاشکیم داده نمی‌شدم نامه خویش را///و اما کسی که کتابش به دست چپش داده شود، پس گوید: «ای کاش کتابم به من داده نمی‌شد.» quran_en_fa "And that I had never realised how my account (stood)! و نمی‌دانستم حساب من چیست؟///و نمی‌دانستم حساب من چیست؟///و ندانسته بودم که حساب من چیست،///و نمى‌دانستم حسابم چیست///و از حساب خود خبردار نشده بودم.///و نمى‌دانستم حسابم چیست.///و من هرگز از حساب اعمالم آگاه نمی‌شدم.///و نمی‌دانستم حساب و کتابم چیست‌///و نمی‌دانستم حساب من چیست!///و نمی‌دانستم چیست حساب من‌///«و نمی‌دانستم حسابم چیست‌؟» quran_en_fa "Ah! Would that (Death) had made an end of me! ای کاش همان مرگ اول [که مرا از دنیا به آخرت انتقال داد] کارم را یکسره می‌کرد [و در نیستی ابد قرارم می‌داد،]///ای کاش همان مرگ اول [که مرا از دنیا به آخرت انتقال داد] کارم را یکسره می‌کرد [و در نیستی ابد قرارم می‌داد،]///اى کاش همان مرگ مى‌بود و بس،///اى کاش آن [مرگ‌] پایان دهنده‌ى کار بود [و دوباره زنده نمى‌شدم‌]///اى کاش آن [مرگ‌] کار را تمام مى‌کرد.///اى کاش مرگ پایان کارم بود.///ای کاش مرگ مرا از چنگ این غصه و عذاب نجات می‌داد.///کاش آن [مرگ‌] یکسره بود///ای کاش مرگم فرا می‌رسید!///کاش می‌بود آن گذرنده‌///«ای کاش (قیامت هرگز) نبود.» quran_en_fa "Of no profit to me has been my wealth! ثروتم عذاب را از من دفع نکرد،///ثروتم عذاب را از من دفع نکرد،///دارایى من مرا سود نبخشید،///مال من چیزى از من دفع نکرد///مال من، مرا سودى نبخشید.///دارایى من به کارم نیامد.///(ای داد که) مال و ثروت من امروز به فریاد من نرسید.///مال و منال من به کار من نیامد///مال و ثروتم هرگز مرا بی‌نیاز نکرد،///سودی نداد (بی‌نیاز نگردانید) مرا دارائیم‌///«مالم مرا بی‌نیاز نکرد.» quran_en_fa "My power has perished from me!"... قدرت و توانم از دست رفت.///قدرت و توانم از دست رفت.///قدرت من از دست من برفت.///قدرتم از دستم برفت///قدرت من از [کف‌] من برفت.///قدرتم از دست رفت.»///همه قدرت و حشمتم نابود گردید.///دستگاه من از دستم برفت‌///قدرت من نیز از دست رفت!»///برفت از من فرمانروائیم‌///«از من سلطه و توانم [: حال و مالم] ناچیز و نابود شد.» quran_en_fa (The stern command will say): "Seize ye him, and bind ye him, [فرمان آید] او را بگیرید و در غل و زنجیرش کشید،///[فرمان آید] او را بگیرید و در غل و زنجیرش کشید،///بگیریدش، زنجیرش کنید.///[پس فرمان رسد:] او را بگیرید و در زنجیر کنید/// [گویند:] «بگیرید او را و در غل کشید.///ندا می‌رسد:] «او را بگیرید و در غل و زنجیرش بکشید!///(و خطاب قهر رسد که) او را بگیرید و در غل و زنجیر کشید.///[گویند] او را فرو گیرید و دربندش کنید///او را بگیرید و دربند و زنجیرش کنید!///بگیریدش پس به زنجیرش کشید///(گفته شود:) «او را بگیرید و زنجیرش کنید.» quran_en_fa "And burn ye him in the Blazing Fire. آن گاه به دوزخش دراندازید،///آن گاه به دوزخش دراندازید،///و به جهنمش بکشید.///آن‌گاه به دوزخش در آورید///آنگاه میان آتشش اندازید.///سپس او را در آتش شعله‌ور بیافکنید!///تا بازش به دوزخ در افکنید.///سپس به دوزخش درآورید///سپس او را در دوزخ بیفکنید!///سپس به دوزخش درآرید///«سپس او را گیرانه‌ی جهنم نمایید.» quran_en_fa "Further, make him march in a chain, whereof the length is seventy cubits! سپس او را در زنجیری که طولش هفتاد ذرع است به بند کشید،///سپس او را در زنجیری که طولش هفتاد ذرع است به بند کشید،///و او را با زنجیرى به درازاى هفتاد ذراع بکشید.///سپس او را در زنجیرى که طول آن هفتاد ذراع است در بند کشید///پس در زنجیرى که درازى آن هفتاد گز است وى را در بند کشید.///سپس او را در زنجیرى که درازایش هفتاد ذراع باشد، به بند کشید!///آن‌گاه به زنجیری که طولش هفتاد ذراع است (به آتش) در کشید.///سپس در زنجیری که طولش هفتاد ذرع است، بندش کنید///بعد او را به زنجیری که هفتاد ذراع است ببندید؛///پس در زنجیری که درازیش هفتاد ذراع است او را بکشید///«سپس در رشته‌ای زنجیری که طولش هفتاد ذراع است فروگیریدش.» quran_en_fa "This was he that would not believe in Allah Most High. زیرا او به خدای بزرگ ایمان نمی‌آورده///زیرا او به خدای بزرگ ایمان نمی‌آورده///زیرا به خداى بزرگ ایمان نداشت.///چرا که او به خداى بزرگ ایمان نمى‌آورد///چرا که او به خداى بزرگ نمى‌گروید.///که او به خداى بزرگ ایمان نمى‌آورد.///که او به خدای بزرگ ایمان نیاورده.///که او به خداوند بزرگ ایمانی نداشت‌///چرا که او هرگز به خداوند بزرگ ایمان نمی‌آورد،///که بود او ایمان نمی‌آورد به خدای بزرگ‌///«او به‌راستی به خدای بزرگ ایمان نمی‌آورده. quran_en_fa "And would not encourage the feeding of the indigent! و مردم را به اطعام نیازمندان تشویق نمی‌کرده.///و مردم را به اطعام نیازمندان تشویق نمی‌کرده.///و به طعام‌دادن به مسکینان کسى را ترغیب نمى‌کرد.///و به اطعام مسکین ترغیب نمى‌کرد///و به اطعام مسکین تشویق نمى‌کرد.///و [مردم را] به غذا دادن نیازمندان تشویق نمى‌کرد.///و هرگز مسکینی را بر سفره طعام خود به رغبت نخوانده است.///و بر اطعام بینوایان ترغیب نمی‌کرد///و هرگز مردم را بر اطعام مستمندان تشویق نمی‌نمود؛///و ترغیب نمی‌کرد به خوراندن بینوا///«و (خود و دیگران را) بر خوراک دادن بینوا وانمی‌داشته.» quran_en_fa "So no friend hath he here this Day. پس امروز او را در اینجا دوست مهربان و حمایت‌گری نیست؛///پس امروز او را در اینجا دوست مهربان و حمایت‌گری نیست؛///در آن روز، در آنجا هیچ دوستى نخواهد داشت.///پس امروز او را در این جا دوستى صمیمى نیست///پس امروز او را در اینجا حمایتگرى نیست.///پس امروز در این جا دوستى صمیمى ندارد.///بدین سبب امروز هیچ خویش و دوستداری که به فریادش رسد در اینجا ندارد.///حال امروز و اینجا دوستی ندارد///از این رو امروز هم در اینجا یار مهربانی ندارد،///پس نیستش امروز در اینجا دوستی‌///«پس امروز برای او این‌جا دوستی خون‌گرم نیست.» quran_en_fa "Nor hath he any food except the corruption from the washing of wounds, و نه غذایی مگر چرکاب و کثافات [ی از بدن اهل دوزخ!]///و نه غذایی مگر چرکاب و کثافات [ی از بدن اهل دوزخ!]///طعامش چیزى جز چرک و خون اهل دوزخ نیست.///و نه طعامى مگر از چرک و خون [دوزخیان‌]///و خوراکى جز چرکابه ندارد،///و غذایى ندارد جز چرک و خونابه،///و طعامی غیر از غسلین (چرک و پلیدی دوزخیان) نصیبش نیست.///و نه خوراکی، بجز زردابه‌///و نه طعامی، جز از چرک و خون!///و نه خوراکی جز از چرک دوزخیان‌///«و نه خوراکی جز چرکابه‌ای (از دوزخیان) ‌» quran_en_fa "Which none do eat but those in sin." که آن را جز خطاکاران نمی‌خورند.///که آن را جز خطاکاران نمی‌خورند.///تنها خطاکاران از آن طعام مى‌خورند.///که آن را جز خطاکاران نمى‌خورند///که آن را جز خطاکاران نمى‌خورند.///که تنها خطاکاران آن را می‌خورند.»///و آن طعام را کسی جز اهل دوزخ نمی‌خورد.///که آن را جز خطاکاران نمی‌خورند///غذایی که جز خطاکاران آن را نمی‌خورند!///نخورندش جز گنهکاران‌///«که آن را جز خطاکاران نمی‌خورند.»! quran_en_fa So I do call to witness what ye see, پس سوگند یاد می‌کنم به آنچه [از محسوسات] می‌بینید،///پس سوگند یاد می‌کنم به آنچه [از محسوسات] می‌بینید،///پس سوگند به آنچه مى‌بینید،///پس سوگند به آنچه مى‌بینید///پس نه [چنان است که مى‌پندارید]، سوگند یاد مى‌کنم به آنچه مى‌بینید،///پس سوگند به آنچه مى‌بینید،///قسم به آنچه (از آثار حق) می‌بینید.///پس به آنچه می‌بینید سوگند می‌خورم‌///سوگند به آنچه می‌بینید،///پس سوگند یاد نمی‌کنم بدانچه بینید///پس‌، به آنچه می‌بینید، سوگند یاد نمی‌کنم. quran_en_fa And what ye see not, و آنچه [از غیر محسوسات] نمی‌بینید،///و آنچه [از غیر محسوسات] نمی‌بینید،///و آنچه نمى‌بینید،///و آنچه نمى‌بینید///و آنچه نمى‌بینید،///و آنچه نمى‌بینید،///و آنچه نمی‌بینید.///و به آنچه نمی‌بینید///و آنچه نمی‌بینید،///و آنچه نبینید///و (نیز) به آنچه نمی‌بینید، quran_en_fa That this is verily the word of an honoured messenger; بی تردید این قرآن، گفتار فرستاده‌ای بزرگوار است،///بی تردید این قرآن، گفتار فرستاده‌ای بزرگوار است،///که این سخن فرستاده‌اى بزرگوار است،///که این [قرآن‌] قطعا گفتار فرستاده‌اى بزرگوار است///که [قرآن‌] قطعا گفتار فرستاده‌اى بزرگوار است.///همانا آن [قرآن] گفتار فرستاده‌ای ارجمند است.///که قرآن به حقیقت (وحی خدا و) کلام رسول بزرگواری است.///که آن [قرآن‌] برخوانده فرستاده گرامی است‌///که این قرآن گفتار رسول بزرگواری است،///که آن است همانا سخن پیمبری گرامی‌///(که) این (قرآن) به‌راستی بی‌گمان گفتار فرستاده‌ای بزرگوار است. quran_en_fa It is not the word of a poet: little it is ye believe! و آن گفتار یک شاعر نیست، ولی جز اندکی ایمان نمی‌آورید،///و آن گفتار یک شاعر نیست، ولی جز اندکی ایمان نمی‌آورید،///نه سخن شاعرى. چه اندک ایمان مى‌آورید.///و آن گفتار یک شاعر نیست. اما کمتر ایمان مى‌آورید///و آن گفتار شاعرى نیست [که‌] کمتر [به آن‌] ایمان دارید.///و سخن یک شاعر نیست. چه کم ایمان مى‌آورید!///و آن نه سخن شاعری (و گفتار خیالی و موهومی) است (گر چه) اندکی از شما مردم به آن ایمان می‌آورید.///و سخن هیچ شاعری نیست، چه اندک ایمان می‌آورید///و گفته شاعری نیست، اما کمتر ایمان می‌آورید!///و نیست گفتار شاعری به کمی ایمان آورید///و آن گفتار شاعری نیست‌. (چه) کم است آنچه ایمان می‌آورید. quran_en_fa Nor is it the word of a soothsayer: little admonition it is ye receive. و گفتار کاهن هم نیست، ولی جز اندکی متذکر نمی‌شوید.///و گفتار کاهن هم نیست، ولی جز اندکی متذکر نمی‌شوید.///و نیز سخن کاهنى نیست. چه اندک پند مى‌گیرید.///و نه گفتار کاهنى. چه اندک متذکر مى‌شوید///و نه گفتار کاهنى [که‌] کمتر [از آن‌] پند مى‌گیرید.///و سخن کاهن و پیشگو [هم] نیست. چه کم پند مى‌پذیرید!///و نه حرف کاهن غیبگوست (گر چه) اندکی از شما مردم متذکر حقایق آن می‌شوید.///و سخن هیچ کاهنی نیست، چه اندک پند می‌گیرید///و نه گفته کاهنی، هر چند کمتر متذکر می‌شوید!///و نه گفتار پیش‌گوئی به کمی یاد آورید///و نه گفتار کاهنی است. (چه) کم است آنچه متذکر می‌شوید. quran_en_fa (This is) a Message sent down from the Lord of the Worlds. نازل شده از سوی پروردگار جهانیان است.///نازل شده از سوی پروردگار جهانیان است.///از جانب پروردگار جهانیان نازل شده است.///[بلکه‌] نازل شده از جانب پروردگار جهانیان است/// [پیام‌] فرودآمده‌اى است از جانب پروردگار جهانیان.///[بلکه] فروفرستاده‌اى از جانب پروردگار جهانیان است.///این قرآن تنزیل خدای عالمیان است.///و فرو فرستاده‌ای از سوی پروردگار جهانیان است‌///کلامی است که از سوی پروردگار عالمیان نازل شده است!///فرستادنی است از پروردگار عالمیان‌///(پیام) فرود آمده‌ای است از جانب پروردگار جهانیان. quran_en_fa And if the messenger were to invent any sayings in Our name, و اگر [او] پاره‌ای از گفته‌ها را به دروغ بر ما می‌بست،///و اگر [او] پاره‌ای از گفته‌ها را به دروغ بر ما می‌بست،///اگر پیامبر پاره‌اى سخنان را به افترا بر ما مى‌بست،///و اگر او حتى یک کلمه [از پیش خود] بر ما دروغ مى‌بست///و اگر [او] پاره‌اى گفته‌ها بر ما بسته بود،///و اگر [پیامبر] پاره‌اى از گفته‌هاى ساختگى را به ما نسبت مى‌داد،///و اگر (محمد صلی الله علیه و آله و سلم) از دروغ به ما برخی سخنان را می‌بست،///و اگر بر ما سخنانی می‌بست‌///اگر او سخنی دروغ بر ما می‌بست،///و اگر می‌بست بر ما پاره سخنان را///و اگر (او) پاره‌ای از گفته‌ها (ی ناروا) را بر ما همی بربندد، quran_en_fa We should certainly seize him by his right hand, ما او را به شدت می‌گرفتیم،///ما او را به شدت می‌گرفتیم،///با قدرت او را فرومى‌گرفتیم،///ما دست راست او را مى‌گرفتیم///دست راستش را سخت مى‌گرفتیم،///قطعا او را با قدرت مى‌گرفتیم.///محققا ما او را (به قهر و انتقام) از یمینش می‌گرفتیم.///دست راستش را می‌گرفتیم‌///ما او را با قدرت می‌گرفتیم،///هر آینه می‌گرفتیم از او به دست راست‌///با قدرت (بی‌نهایت‌)، (وحی ربانی را) از او برمی‌گیریم. quran_en_fa And We should certainly then cut off the artery of his heart: سپس رگ قلبش را پاره می‌کردیم؛///سپس رگ قلبش را پاره می‌کردیم؛///سپس رگ دلش را پاره مى‌کردیم،///سپس شریان قلبش را قطع مى‌کردیم///سپس رگ قلبش را پاره مى‌کردیم،///سپس رگ قلبش را قطع مى‌کردیم.///و رگ و تینش را قطع می‌کردیم.///سپس شاهرگش را قطع می‌کردیم‌///سپس رگ قلبش را قطع می‌کردیم،///و سپس می‌بریدیم از او رگ گردن را///سپس رگ (زندگی وحیانی) اش را پاره می‌کنیم. quran_en_fa Nor could any of you withhold him (from Our wrath). در آن صورت هیچ کدام از شما مانع از عذاب او نبود،///در آن صورت هیچ کدام از شما مانع از عذاب او نبود،///و هیچ یک از شما را توان آن نبود که مانع شود.///آن‌گاه احدى از شما مدافع او نبود///و هیچ یک از شما مانع از [عذاب‌] او نمى‌شد.///پس هیچ یک از شما نمى‌توانست سپر او شود.///و شما هیچ یک بر دفاع از او قادر نبودید.///و هیچ‌یک از شما مدافع او نبود///و هیچ کس از شما نمی‌توانست از (مجازات) او مانع شود!///و نبودش کسی از شما نگهدارنده‌///پس هیچ یک از شما مانع از (عذاب) او نیست. quran_en_fa But verily this is a Message for the Allah-fearing. بی تردید این قرآن، وسیله پند و تذکری برای پرهیزکاران است.///بی تردید این قرآن، وسیله پند و تذکری برای پرهیزکاران است.///و قرآن براى پرهیزگاران پندى است.///همانا این [قرآن‌] تذکارى براى پرهیزکاران است///و در حقیقت، [قرآن‌] تذکارى براى پرهیزگاران است.///و به راستی این [قرآن مایه‌ی] یادآورى براى پرهیزکاران است.///و این قرآن به حقیقت پند و تذکر پرهیزکاران عالم است.///و آن پندآموزی برای پرهیزگاران است‌///و آن مسلما تذکری برای پرهیزگاران است!///و همانا آن است یادآوریی برای پرهیزکاران‌///و بی‌گمان (قرآن) یادواره‌ای برای پرهیزگاران است. quran_en_fa And We certainly know that there are amongst you those that reject (it). و ما به یقین می‌دانیم که از میان شما انکارکنندگانی هست.///و ما به یقین می‌دانیم که از میان شما انکارکنندگانی هست.///ما مى‌دانیم که از میان شما کسانى هستند که تکذیب مى‌کنند.///و ما بى‌تردید مى‌دانیم که برخى از شما تکذیب کنندگان [آن‌] هستید///و ما به راستى مى‌دانیم که از [میان‌] شما تکذیب‌کنندگانى هستند.///و ما خوب مى‌دانیم که از میان شما انکارکنندگانى هستند.///و البته ما می‌دانیم که شما برخی تکذیب آن می‌کنید.///و ما به یقین می‌دانیم که از میان شما تکذیب‌کنندگانی هستند///و ما می‌دانیم که بعضی از شما (آن را) تکذیب می‌کنید!///و همانا دانیم که از شما است تکذیب‌کنندگان‌///و ما به‌راستی می‌دانیم که از (میان) شما همواره تکذیب‌کنندگانی هستند. quran_en_fa But truly (Revelation) is a cause of sorrow for the Unbelievers. و این انکار قطعا مایه حسرت کافران است،///و این انکار قطعا مایه حسرت کافران است،///و قرآن کافران را مایه حسرت است.///و همین [تکذیب‌] مایه‌ى حسرتى براى کافران است///و آن واقعا بر کافران حسرتى است.///و بى‌شک [این انکار در قیامت] مایه‌ی حسرت کافران خواهد بود.///و تکذیبش عاقبت مایه ندامت کافران است.///و آن [پیام‌]، مایه حسرتی بر کافران است‌///و آن مایه حسرت کافران است!///و همانا آن است دریغی بر کافران‌///و آن همواره بر کافران بی‌گمان حسرتی است. quran_en_fa But verily it is Truth of assured certainty. و بی تردید این قرآن، حقی یقینی است.///و بی تردید این قرآن، حقی یقینی است.///و آن سخن حق و یقین است.///و این [قرآن‌]، بى‌شبهه، حقیقت ثابت است///و این [قرآن‌]، بى‌شبهه، حقیقتى یقینى است.///و این که آن، حقیقت یقینی است.///و این حق و حقیقت محض است.///و آن [پیام‌]، حق‌الیقین است‌///و آن یقین خالص است!///و همانا آن است در حق یقین‌///و این (قرآن) به‌راستی بی‌شبهه (در راستای) حق یقین است. quran_en_fa So glorify the name of thy Lord Most High. پس به نام پروردگارت تسبیح گوی.///پس به نام پروردگارت تسبیح گوی.///پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح بگوى.///پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوى///پس به [پاس‌] نام پروردگار بزرگت تسبیح گوى.///پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوى!///پس به نام خدای بزرگوار خود تسبیح گوی و آن را به ستایش یاد کن.///پس به نام پروردگار بزرگ خود تسبیح گوی‌///حال که چنین است به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی!///پس تسبیح گوی به نام پروردگارت آن بزرگ‌///پس به (پاس) نام پروردگار بزرگت (او را) تسبیح گوی. quran_en_fa A questioner asked about a Penalty to befall- درخواست کننده‌ای عذابی را که واقع شدنی است درخواست کرد،///درخواست کننده‌ای عذابی را که واقع شدنی است درخواست کرد،///پرسنده‌اى از عذابى پرسید که‌///سؤال کننده‌اى [از کفار] عذابى حتمى را درخواست کرد///پرسنده‌اى از عذاب واقع‌شونده‌اى پرسید،///درخواست­کننده­ای، عذابى واقع­شدنى را درخواست کرد،///سائلی از عذاب قیامت که وقوعش حتمی است (از رسول) پرسید (که آن عذاب چه مردمی راست).///خواهنده‌ای عذابی رخ دادنی را طلب کرد///تقاضاکننده‌ای تقاضای عذابی کرد که واقع شد!///پرسید پرسش‌کننده‌ای از عذابی فرودآینده‌///پرسنده‌ای به (علت) عذاب واقع‌شونده‌ای (از آنکه اگر واقعیت دارد پس چرا اکنون از آن اثری نیست،) پرسید. quran_en_fa The Unbelievers, the which there is none to ward off,- [عذابی که] ویژه کافران است، [و] آن را بازدارنده‌ای نیست.///[عذابی که] ویژه کافران است، [و] آن را بازدارنده‌ای نیست.///بر کافران فرود خواهد آمد و کس آن را دفع نتواند کرد،///که مخصوص کافران است و دفع کننده‌اى ندارد///که اختصاص به کافران دارد [و] آن را بازدارنده‌اى نیست.///که براى کافران است و هیچ بازدارنده‌اى براى آن نیست.///(بداند که) بر فرقه کافران است و هیچ کس از آنان دفع نتواند کرد.///که برای کافران است [و] بازدارنده‌ای ندارد///این عذاب مخصوص کافران است، و هیچ کس نمی‌تواند آن را دفع کند،///برای کافران نیستش بازدارنده‌///(عذابی) که اختصاص به کافران دارد (و) آن را بازدارنده‌ای نیست‌. quran_en_fa (A Penalty) from Allah, Lord of the Ways of Ascent. [این عذاب] از سوی خدای صاحب درجات است.///[این عذاب] از سوی خدای صاحب درجات است.///از جانب خدا که صاحب آسمانها.///و از جانب خداى صاحب درجات است/// [و] از جانب خداوند صاحب درجات [و مراتب‌] است.///و از سوى خداوند صاحب درجات والاست.///که آن عذاب از (قهر) خدای مالک آسمانهاست (یا مراد عذاب واقع بر نعمان بن حارث است که به نصب خلافت علی علیه السلام بر رسول صلی الله علیه و آله و سلم اعتراض کرد، رسول صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: به امر خدا کردم. او گفت: اگر چنین است خدایا بر من عذابی فرست. فورا سنگی از آسمان بر فرقش رسید و هلاک شد).///از جانب خداوند صاحب درجات‌///از سوی خداوند ذی المعارج [= خداوندی که فرشتگانش بر آسمانها صعود و عروج می‌کنند]!///از خدا خداوند نردبانها (معراجها)///(و) از جانب خدا (است)، صاحب (بخشایش) کل درجات‌. quran_en_fa The angels and the spirit ascend unto him in a Day the measure whereof is (as) fifty thousand years: فرشتگان و روح در روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است به سوی او بالا می‌روند.///فرشتگان و روح در روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است به سوی او بالا می‌روند.///در روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است، فرشتگان و روح بدان جا فراروند.///فرشتگان و روح، در روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى او بالا مى‌روند///فرشتگان و روح، در روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى «او» بالا مى‌روند.///فرشتگان و روح، در روزى که مقدار آن پنجاه هزار سال است، به سوى او بالا مى‌روند.///فرشتگان و روح الامین (برای اخذ فرمان) به سوی (عرش) خدا بالا روند در روزی که مدتش پنجاه هزار سال خواهد بود.///که فرشتگان و روح در روزی که به اندازه پنجاه هزار سال [دنیوی‌] است به سوی او فرا می‌روند///فرشتگان و روح [= فرشته مقرب خداوند] بسوی او عروج می‌کنند در آن روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است!///بالاروند فرشتگان و روح بسویش در روزی که اندازه آن است پنجاه هزار سال‌///فرشتگان و روح، در روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است سویش بالا می‌روند. quran_en_fa Therefore do thou hold Patience,- a Patience of beautiful (contentment). پس صبر کن صبری نیکو [صبری که در کنارش جزع و ناخشنودی نباشد.]///پس صبر کن صبری نیکو [صبری که در کنارش جزع و ناخشنودی نباشد.]///پس صبر کن صبرى نیکو.///پس صبرى زیبا پیشه کن///پس صبر کن، صبرى نیکو.///پس صبر کن، صبرى نیکو.///پس صبر نیکو پیش گیر.///پس صبری نیکو پیشه کن‌///پس صبر جمیل پیشه کن،///پس شکیبائی کن شکیبائی نکو///پس صبرکن، صبری نیکو. quran_en_fa They see the (Day) indeed as a far-off (event): دشمنان و مخالفان، آن [عذاب] را دور می‌بینند///دشمنان و مخالفان، آن [عذاب] را دور می‌بینند///ایشان آن روز را دور مى‌بینند.///همانا آنها آن [روز] را دور مى‌بینند///زیرا آنان [عذاب‌] را دور مى‌بینند،///آنان آن روز را دور مى‌بینند.///که این مردم آن روز را بسیار دور (از امکان) بینند.///آنان آن را دوردست می‌بینند///زیرا آنها آن روز را دور می‌بینند،///که آنان بینندش دور///بی‌گمان آن (عذاب) را دور می‌بینند، quran_en_fa But We see it (quite) near. و ما آن را نزدیک می‌بینیم.///و ما آن را نزدیک می‌بینیم.///و ما نزدیکش مى‌بینیم.///و ما نزدیکش مى‌بینیم///و [ما] نزدیکش مى‌بینیم.///و ما آن را نزدیک مى‌بینیم.///و ما نزدیک (به وقوع) می‌بینیم.///و ما نزدیک می‌بینیمش‌///و ما آن را نزدیک می‌بینیم!///و ما بینیمش نزدیک‌///و (ما) آن را نزدیکش می‌بینیم. quran_en_fa The Day that the sky will be like molten brass, روزی که آسمان چون فلز گداخته گردد///روزی که آسمان چون فلز گداخته گردد///روزى که آسمان چون فلز گداخته گردد،///روزى که آسمان چون فلز گداخته شود///روزى که آسمانها چون فلز گداخته شود،///روزى که آسمان مانند مس گداخته شود.///روزی که آسمان چون فلز گداخته شود.///روزی که آسمان چون فلز گداخته شود///همان روز که آسمان همچون فلز گداخته می‌شود،///روزی که گردد آسمان چون روغن گداخته‌///روزی که آسمان‌ها چون ته‌مانده‌ی روغن زیتون گداخته است‌. quran_en_fa And the mountains will be like wool, و کوه‌ها مانند پشم رنگین حلاجی شده شود///و کوه‌ها مانند پشم رنگین حلاجی شده شود///و کوه‌ها چون پشم،///و کوه‌ها چون پشم زده شده [متلاشى‌] گردد///و کوهها چون پشم زده گردد،///و کوه‌ها مانند پشم رنگین [حلاجى شده] گردد.///و کوهها مانند پشم زده متلاشی گردند.///و کوهها همچون پشم رنگین گردد///و کوه‌ها مانند پشم رنگین متلاشی خواهد بود،///و گردند کوه‌ها چون پشم‌///و کوه‌ها چون پشم زده شده است. quran_en_fa And no friend will ask after a friend, و هیچ خویشاوند و دوست صمیمی از [اوضاع و احوال] خویشاوند و دوست صمیمی اش نپرسد!///و هیچ خویشاوند و دوست صمیمی از [اوضاع و احوال] خویشاوند و دوست صمیمی اش نپرسد!///و هیچ خویشاوندى از حال خویشاوند خود نپرسد،///و هیچ دوست صمیمى از دوست صمیمى [حال‌] نپرسد///و هیچ دوست صمیمى از دوست صمیمى [حال‌] نپرسد،///و هیچ دوستى از دوستش [احوالى] نپرسد.///و هیچ کس از خویش خود جویا نشود.///و هیچ خویشاوندی از حال خویشاوندی نپرسد///و هیچ دوست صمیمی سراغ دوستش را نمی‌گیرد!///و نپرسد دوستی دوستی را///و هیچ دوست صمیمی دوست صمیمی (اش) را نپرسد. quran_en_fa Though they will be put in sight of each other,- the sinner's desire will be: Would that he could redeem himself from the Penalty of that Day by (sacrificing) his children, آنان را نشانشان می‌دهند [ولی به خاطر دل مشغولی خود هرگز به آنان توجه نکنند!] گنهکار آرزو می‌کند که‌ای کاش می‌توانست فرزندانش را در برابر عذاب آن روز فدیه و عوض دهد!///آنان را نشانشان می‌دهند [ولی به خاطر دل مشغولی خود هرگز به آنان توجه نکنند!] گنهکار آرزو می‌کند که‌ای کاش می‌توانست فرزندانش را در برابر عذاب آن روز فدیه و عوض دهد!///یکدیگر را برابر چشمشان آرند. گناهکار دوست دارد که خویشتن را بازخرد به فرزندانش،///دوستان صمیمى به آنها نشان داده مى‌شوند، [ولى هر کسى گرفتار کار خویش است.] گناهکار دوست مى‌دارد که کاش براى رهایى از عذاب آن روز پسران خود را عوض دهد///آنان را به ایشان نشان مى‌دهند. گناهکار آرزو مى‌کند که کاش براى رهایى از عذاب آن روز، مى توانست پسران خود را عوض دهد،///[خویشاوندان و دوستان] آنان را نشانشان مى‌دهند. [ولى از شدت هراس به آنان توجه نمی‌کنند!] آن روز گنهکار آرزو می‌کند که اى کاش مى‌توانست فرزندانش را در برابر عذاب تاوان دهد و فداى خود کند!///چون حقیقت حالشان به آنها بنمایند آن روز کافر بدکار آرزو کند که کاش توانستی فرزندانش را فدای خود سازد و از عذاب برهد.///در حالی که به همدیگر نشان داده شوند، گناهکار آرزو کند کاش عذاب چنین روزی را،///آنها را نشانشان می‌دهند (ولی هر کس گرفتار کار خویشتن است)، چنان است که گنهکار دوست می‌دارد فرزندان خود را در برابر عذاب آن روز فدا کند،///نمایانیده شوند بدیشان دوست دارد گناهکار کاش فدیه می‌داد از عذاب آن روز پسرانش‌///آنان به ایشان بس نشان داده می‌شوند. گناهکار دوست می‌دارد کاش برای رهایی از عذاب آن روز، می‌توانست پسران خود را (به جای خود) عوض دهد، quran_en_fa His wife and his brother, و نیز همسر و برادرش را///و نیز همسر و برادرش را///و زنش و برادرش،///و [نیز] همسر و برادر خود را///و [نیز] همسرش و برادرش را،///و نیز همسر و برادرش را!///و هم زن و برادرش.///با فدا کردن پسرانش و همسرش و برادرش باز خرد///و همسر و برادرش را،///و یارش (همسرش) و برادرش‌///و (نیز) همسرش را و برادرش را، quran_en_fa His kindred who sheltered him, و قبیله و قومش را که [در دنیا] به او پناه می‌دادند،///و قبیله و قومش را که [در دنیا] به او پناه می‌دادند،///و عشیره‌اش که او را مکان داده است،///و اقوامش را که به او پناه مى‌دادند///و قبیله‌اش را که به او پناه مى‌دهد،///و بستگانش را که [در دنیا] به او پناه مى‌دادند،///و هم خویشان و قبیله‌اش را که همیشه حمایتش می‌کردند.///همچنین خاندانش که به او سر و سامان داده است‌///و قبیله‌اش را که همیشه از او حمایت می‌کرد،///و خویشاوندانی که پناهش‌دهند///و جداساخته‌اش [: مادرش] را که پناهش می‌دهد، quran_en_fa And all, all that is on earth,- so it could deliver him: و نیز همه کسانی را که در روی زمین اند تا [این فدیه و عوض] او را [از عذاب آن روز] نجات دهد!///و نیز همه کسانی را که در روی زمین اند تا [این فدیه و عوض] او را [از عذاب آن روز] نجات دهد!///و همه آنها که در روى زمینند، و نجات یابد.///و هر که را که در روى زمین است همه را [عوض مى‌داد] و آن‌گاه خود را [از عذاب‌] مى‌رهانید///و هر که را که در روى زمین است همه را [عوض مى‌داد] و آنگاه خود را رها مى‌کرد.///[بلکه آرزو دارد] تمام مردم روى زمین را [فدا کند]، تا او را [از عذاب‌] برهاند.///و هر که را روی زمین است خواهد همه را فدای خویش گردند تا مگر او را (از آن عذاب) برهاند.///همچنین هر کس که در روی زمین است، آنگاه باز رهاندش‌///و همه مردم روی زمین را تا مایه نجاتش گردند؛///و هر که در زمین است همگی پس برهاندش‌///و هر که را که در روی زمین است‌، همه را (عوض دهد) و سپس خود را نجات دهد. quran_en_fa By no means! for it would be the Fire of Hell!- این چنین نیست [که برایش راه نجاتی باشد] همانا آتش زبانه می‌کشد،///این چنین نیست [که برایش راه نجاتی باشد] همانا آتش زبانه می‌کشد،///هرگز نه، که آن شعله آتش است،///نه، هرگز [نجاتى در کار نیست‌]. همانا آن آتشى شعله‌ور است///نه چنین است. [آتش‌] زبانه مى‌کشد،///هرگز! همانا آن آتش شعله‌ور است،///و هرگز نجات نیابد که آتش دوزخ بر او شعله‌ور است.///حاشا، آن آتشی زبانه‌زن است‌///اما هرگز چنین نیست (که با اینها بتوان نجات یافت، آری) شعله‌های سوزان آتش است،///نه چنین است همانا آن است شراره‌///نه چنین است. همانا آن (آتش) زبانه‌دار است. quran_en_fa Plucking out (his being) right to the skull!- در حالی که دست و پا و پوست سر را بر می‌کند!!///در حالی که دست و پا و پوست سر را بر می‌کند!!///پوست سر را مى‌کند،///برکننده‌ى پوست سر و اندام است///پوست سر و اندام را برکننده است.///که پوست سر و بدن را به شدت برمى‌کند.///تا سر و صورت و اندمش پاک بسوزد.///برکننده پوست سر///دست و پا و پوست سر را می‌کند و می‌برد!///کننده پوست‌///پوست سر و اندام) بریان شده را بس برکننده است. quran_en_fa Inviting (all) such as turn their backs and turn away their faces (from the Right). هر که را به حق پشت کرده واز دعوت حق روی گردانده، می‌طلبد،///هر که را به حق پشت کرده واز دعوت حق روی گردانده، می‌طلبد،///هر که را که به حق پشت کرد و از فرمان سرپیچید به خود مى‌خواند،///فرا مى‌خواند هر که را پشت کرده و [از دعوت حق‌] روى برتافته///هر که را پشت کرده و روى برتافته،///هر کس را [به حق] پشت کرده و روى برتافته، فرامى‌خواند.///دوزخ کسی را می‌خواند که از خدا رو گردانیده و با حق مخالفت کرده.///که هر کس را که [به حق‌] پشت کرد و [از ایمان‌] روی گرداند، به خود می‌خواند///و کسانی را که به فرمان خدا پشت کردند صدا می‌زند،///می‌خواند آن را که پشت کرد و روی برتافت‌///هر که را پشت کرده و روی برتافته است (به خود) می‌خواند. quran_en_fa And collect (wealth) and hide it (from use)! و آن را که ثروت جمع کرده و به ذخیره سازی و انباشتن پرداخته، می‌خواند؛///و آن را که ثروت جمع کرده و به ذخیره سازی و انباشتن پرداخته، می‌خواند؛///و آن را که گردمى‌آورد و مى‌اندوخت.///و [مال‌] گردآورده و ذخیره نموده است///و گرد آورده و انباشته [و حسابش را نگاه داشته‌] فرا مى‌خواند.///و [نیز کسى را که مال] گرد آورده و انباشته است.///و مال دنیا را جمع کرده و همه را ذخیره نموده است.///همان کسی که مال اندوخت و جا به جا کرد///و (همچنین آنها که) اموال را جمع و ذخیره کردند!///و گردآورد پس نگهداشت‌///و گردآورده (هایی) پس (آن را) انباشته‌. quran_en_fa Truly man was created very impatient;- همانا انسان حریص و بی تاب آفریده شده است؛///همانا انسان حریص و بی تاب آفریده شده است؛///هر آینه آدمى را حریص و ناشکیبا آفریده‌اند.///به راستى انسان بسیار حریص [و بى‌تاب‌] خلق شده است///به راستى که انسان سخت آزمند [و بى‌تاب‌] خلق شده است.///به راستى که انسان سخت آزمند [و بى‌تاب‌] آفریده شده است.///که انسان مخلوقی طبعا سخت حریص و بی‌صبر است.///بی‌گمان انسان ناشکیب آفریده شده است‌///به یقین انسان حریص و کم‌طاقت آفریده شده است،///همانا انسان آفریده شده است آزمند///به‌راستی انسان سخت آزمند (و بی‌تاب) خلق شده است. quran_en_fa Fretful when evil touches him; چون آسیبی به او رسد، بی تاب است،///چون آسیبی به او رسد، بی تاب است،///چون شرى بدو رسد بیقرارى کند.///چون آسیبى به او رسد بى‌تاب است///چون صدمه‌اى به او رسد عجز و لابه کند.///هرگاه بدى به او برسد، نالان است.///چون شر و زیانی به او رسد سخت جزع و بی‌قراری کند.///چون شر به او رسد، بی‌تاب است‌///هنگامی که بدی به او رسد بیتابی می‌کند،///گاهی که رسدش بدیی نالان‌///چون صدمه‌ای به او در رسد جزع و لابه‌کننده است. quran_en_fa And niggardly when good reaches him;- و هنگامی که خیر و خوشی [و مال و رفاهی] به او رسد، بسیار بخیل و بازدارنده است،///و هنگامی که خیر و خوشی [و مال و رفاهی] به او رسد، بسیار بخیل و بازدارنده است،///و چون مالى به دستش افتد بخل مى‌ورزد.///و چون خیرى به او رسد بخل ورز است///و چون خیرى به او رسد بخل ورزد.///و هرگاه خیرى به او برسد، بخیل است.///و چون مال و دولتی به او رو کند منع (احسان) نماید.///و چون خیر به او رسد، بازدارنده است‌///و هنگامی که خوبی به او رسد مانع دیگران می‌شود (و بخل می‌ورزد)،///و گاهی که رسدش خوبیی خودداری‌کنان‌///و چون خیری به او رسد (آن را از دیگران) بازدارنده است. quran_en_fa Not so those devoted to Prayer;- مگر نماز گزاران،///مگر نماز گزاران،///مگر نماز گزارندگان:///غیر از نمازگزاران///غیر از نمازگزاران:///مگر نمازگزاران.///مگر نماز گزاران حقیقی.///مگر نمازگزاران‌///مگر نمازگزاران،///مگر نمازگزاران‌///بجز نمازگزاران، quran_en_fa Those who remain steadfast to their prayer; آنان که همواره بر نمازشان مداوم و پایدارند،///آنان که همواره بر نمازشان مداوم و پایدارند،///آنان که به نماز مداومت مى‌ورزند،///همان کسانى که بر نمازشان پایدارند///همان کسانى که بر نمازشان پایدارى مى‌کنند.///آنان که بر نمازشان پیوسته و پایدارند.///آنان که دایم در نماز (و طاعت الهی) عمر گذرانند.///آنان که در نمازهایشان پیگیرند///آنها که نمازها را پیوسته بجا می‌آورند،///آنان که بر نماز خویشند پیوستگان‌///آنان که ایشان بر نمازشان پایدار‌انند. quran_en_fa And those in whose wealth is a recognised right. و آنان که در اموالشان حقی معلوم است///و آنان که در اموالشان حقی معلوم است///و آنان که در اموالشان حقى است معین،///و همانان که در اموالشان حقى معین است///و همانان که در اموالشان حقى معلوم است،///و آنان که در اموالشان حقى است معین.///و آنان که در مال و دایی خود حقی معین و معلوم گردانند.///و کسانی که در اموالشان حقی معین است‌///و آنها که در اموالشان حق معلومی است …///و آنان که در خواسته‌های ایشان است بهره دانسته‌///و (هم) آنان که در اموالشان حقی معلوم است، quran_en_fa For the (needy) who asks and him who is prevented (for some reason from asking); برای درخواست کننده [تهیدست] و محروم [از معیشت و ثروت،]///برای درخواست کننده [تهیدست] و محروم [از معیشت و ثروت،]///براى گدا و محروم.///براى سائل و محروم///براى سائل و محروم.///براى نیازمند خواهنده و بینواى درمانده.///تا به فقیران سائل و فقیران آبرومند محروم رسانند.///برای خواهنده و بی‌بهره‌///برای تقاضاکننده و محروم،///برای دریوزه و بینوا///برای سائل و محروم. quran_en_fa And those who hold to the truth of the Day of Judgment; و آنان که همواره روز پاداش را باور دارند،///و آنان که همواره روز پاداش را باور دارند،///و کسانى که روز قیامت را تصدیق مى‌کنند،///و کسانى که روز جزا را باور دارند///و کسانى که روز جزا را باور دارند.///و آنان که روز جزا را باور دارند.///و آنان که روز قیامت و جزا را تصدیق کنند.///و کسانی که روز جزا را باور می‌دارند///و آنها که به روز جزا ایمان دارند،///آنان که تصدیق کنند به روز دین‌///و کسانی که روز جزا را باور دارند، quran_en_fa And those who fear the displeasure of their Lord,- و آنان که از عذاب پروردگارشان بیمناکند،///و آنان که از عذاب پروردگارشان بیمناکند،///و کسانى که از عذاب پروردگارشان ترسانند،///و آنان که از عذاب پروردگارشان بیمناکند///و آنان که از عذاب پروردگارشان بیمناکند.///و آنان که از عذاب پروردگارشان بیمناکند.///و آنان که از قهر و عذاب خدای خویش سخت ترسانند.///و کسانی که از عذاب پروردگارشان بیمناکند///و آنها که از عذاب پروردگارشان بیمناکند،///و آنان که از عذاب پروردگار خویشند هراسان‌///و کسانی که از عذاب پروردگارشان با بزرگ‌داشتنش می‌هراسند. quran_en_fa For their Lord's displeasure is the opposite of Peace and Tranquillity;- زیرا که از عذاب پروردگارشان ایمنی نیست،///زیرا که از عذاب پروردگارشان ایمنی نیست،///که از عذاب پروردگارشان در امان نتوانند بود،///چرا که از عذاب پروردگارشان ایمنى نیست///چرا که از عذاب پروردگارشان ایمن نمى‌توانند بود.///زیرا از عذاب پروردگارشان ایمنى نیست.///که از عذاب خدا هیچ کس ایمن نتواند بود.///بی‌گمان عذاب پروردگارشان، بدون ایمنی است‌///چرا که هیچ کس از عذاب پروردگارش در امان نیست،///همانا عذاب پروردگار ایشان است تا ایمن شده‌///بی‌گمان عذاب پروردگارشان (از کافران) بازداشته نیست. quran_en_fa And those who guard their chastity, و آنان که دامنشان را [از آلوده شدن به شهوات حرام] حفظ می‌کنند،///و آنان که دامنشان را [از آلوده شدن به شهوات حرام] حفظ می‌کنند،///و کسانى که شرمگاه خویش نگه مى‌دارند،///و کسانى که شرمگاه خود را حفظ کنند///و کسانى که دامن خود را حفظ مى‌کنند،///و آنان که دامان خود را [از شهوت‌ها] نگه مى‌دارند.///و آنان که اندام خود را (از شهوت رانی) نگاه می‌دارند.///و کسانی که ناموسشان را حفظ می‌کنند///و آنها که دامان خویش را (از بی‌عفتی) حفظ می‌کنند،///و آنان که برای فرجهای خویشند نگه‌دارندگان‌///و کسانی که برای (نگهداری) عورت‌هاشان حافظانند. quran_en_fa Except with their wives and the (captives) whom their right hands possess,- for (then) they are not to be blamed, مگر در کام جویی از همسران و کنیزانشان که آنان در این زمینه مورد سرزنش نیستند.///مگر در کام جویی از همسران و کنیزانشان که آنان در این زمینه مورد سرزنش نیستند.///مگر براى همسرانشان یا کنیزانشان، که در این حال ملامتى بر آنها نیست.///مگر بر همسران خود یا کنیزانشان که [در این صورت‌] مورد نکوهش نیستند///مگر بر همسران خود یا کنیزانشان که [در این صورت‌] مورد نکوهش نیستند.///مگر بر همسران یا کنیزانشان که [در این صورت،] مورد سرزنش نیستند.///مگر بر زنان حلال و کنیزان ملکی خویش که (از اعمال شهوت با آنها) هیچ ملامت ندارند.///مگر در برابر همسرانشان یا ملک یمینهایشان، که در این صورت سرزنش ناپذیرند///جز با همسران و کنیزان (که در حکم همسرند آمیزش ندارند)، چرا که در بهره‌گیری از اینها مورد سرزنش نخواهند بود!///جز بر همسرانشان یا آنچه دارا است یمینهای ایشان که آنانند نانکوهیدگان‌///مگر بر همسران خود یا کنیزانشان؛ پس (در این صورت) مورد نکوهش نیستند. quran_en_fa But those who trespass beyond this are transgressors;- پس کسانی که در بهره گیری جنسی راهی غیر از این جویند، تجاوزکار از حدود حق اند،///پس کسانی که در بهره گیری جنسی راهی غیر از این جویند، تجاوزکار از حدود حق اند،///و آنان که جز این را بطلبند، متجاوزان هستند.///پس هر که فراتر از این جوید، آنها همان تجاوزکارانند///و هر کس پا از این [حد] فراتر نهد، آنان همان از حد درگذرندگانند.///پس کسانى که [در بهره‌گیرى جنسى] فراتر از این را بجویند، آنان همان تجاوزگرانند.///و هر که غیر از این جوید اینان به حقیقت متعدی و ستمکارند.///پس هر کس فراتر از این بجوید، آنانند که تجاوزکارند///و هر کس جز اینها را طلب کند، متجاوز است!///و آنکه خواست جز این را پس آنانند تجاوزگران‌///پس هرکس پا از این (حد) فراتر نهد آنان، (هم) ایشان از حد درگذرندگانند. quran_en_fa And those who respect their trusts and covenants; و آنان که امانت‌ها و پیمان‌های خود را رعایت می‌کنند،///و آنان که امانت‌ها و پیمان‌های خود را رعایت می‌کنند،///و کسانى که امانتها و عهدهاى خود را رعایت مى‌کنند،///و کسانى که امانت‌ها و پیمان خود را مراعات کنند///و کسانى که امانتها و پیمان خود را مراعات مى‌کنند.///و آنان که امانت‌ها و پیمان‌هاى خود را رعایت مى‌کنند.///و آنان که امانت و عهد و پیمانشان را رعایت کنند.///و کسانی که در برابر امانتها و پیمانهایشان رعایتگرند///و آنها که امانتها و عهد خود را رعایت می‌کنند،///و آنان که برای سپرده‌های خویش و پیمان خویشند رعایت‌کنندگان‌///و کسانی که امانتشان و پیمانشان را رعایت‌کنندگانند. quran_en_fa And those who stand firm in their testimonies; و آنان که بر ادای گواهی‌های خود پای بند و متعهدند،///و آنان که بر ادای گواهی‌های خود پای بند و متعهدند،///و کسانى که شهادت خویش به حق ادا مى‌کنند،///و آنان که بر شهادت‌هاى خود ایستاده‌اند///و آنان که بر شهادتهاى خود ایستاده‌اند.///و آنان که به [اداى] گواهى متعهد و پاى‌بندند.///و آنان که برای گواهی به حق قیام کنند.///و کسانی که در مقام گواهی دادنهایشان ایستاده‌اند///و آنها که با ادای شهادتشان قیام می‌نمایند،///و آنان که به گواهیهای خویشند قیام‌کنندگان‌///و آنان که به شهادتهایشان ایستایند. quran_en_fa And those who guard (the sacredness) of their worship;- و آنان که همواره بر [اوقات و شرایط ظاهری و معنوی] نمازهایشان محافظت دارند.///و آنان که همواره بر [اوقات و شرایط ظاهری و معنوی] نمازهایشان محافظت دارند.///و کسانى که بر نمازهاشان مواظبت دارند،///و کسانى که بر نمازشان مواظبت دارند///و کسانى که بر نمازشان مداومت مى‌ورزند.///و آنان که بر نمازشان مواظبت دارند.///و آنان که نماز خود را (به وقت و شرایط و حضور قلب) محافظت کنند.///و کسانی که بر نمازهایشان مواظبند///و آنها که بر نماز مواظبت دارند،///و آنان که بر نماز خویشند محافظت‌کنندگان‌///و کسانی که برنمازشان محافظت دارند. quran_en_fa Such will be the honoured ones in the Gardens (of Bliss). اینان در بهشت‌ها، مکرم و محترم اند///اینان در بهشت‌ها، مکرم و محترم اند///اینان در بهشت، گرامى هستند.///آنها هستند که در باغ‌هایى [از بهشت‌] گرامى داشته مى‌شوند///آنها هستند که در باغهایى [از بهشت‌]، گرامى خواهند بود.///اینان در بهشت‌ها گرامى داشته مى‌شوند.///آنان در باغها (ی بهشت ابد) با عزت و احترام متنعمند.///اینان در بوستانهایی، گرامی داشته شده‌اند///آنان در باغهای بهشتی (پذیرایی و) گرامی داشته می‌شوند.///آنانند در باغهائی گرامیان‌///اینانند که در باغ‌هایی (در بهشت) گرامی‌اند. quran_en_fa Now what is the matter with the Unbelievers that they rush madly before thee- کافران را چه شده که به تو چشم دوخته به سویت شتابانند؟///کافران را چه شده که به تو چشم دوخته به سویت شتابانند؟///پس چیست که کافران به سوى تو مى‌شتابند؟///پس چیست کافران را که به سوى تو مى‌شتابند///چه شده است که آنان که کفر ورزیده‌اند، به سوى تو شتابان،///پس کافران را چه شده که سراسیمه به سوى تو مى‌شتابند؟///(ای رسول) چه شده است کافران را که (با تمسخر) به جانبت می‌شتابند؟!///پس کافران را چه می‌شود که به سوی تو شتابانند///این کافران را چه می‌شود که با سرعت نزد تو می‌آیند …///چه شود آنان را که کفر ورزیدند به نزد تو رمندگان‌///پس آنان را که کفر ورزیده‌اند، چه شده (که) سویت نگرانند؟ quran_en_fa From the right and from the left, in crowds? از راست و چپ، گروه گروه،///از راست و چپ، گروه گروه،///دسته‌دسته از جانب چپ و از جانب راست.///دسته دسته از راست و چپ [هجوم مى‌آورند]///گروه گروه، از راست و از چپ [هجوم مى‌آورند]؟///از راست و چپ، گروه گروه.///از راست و چپ گروه گروه (باز پراکنده می‌شوند و به دین خدا نمی‌گروند).///از جانب راست و از جانب چپ، گروه در گروه‌///از راست و چپ، گروه گروه (و آرزوی بهشت دارند)!///از راست و از چپ گروه‌هائی‌///(گروه گروه)، از راست و چپ (از تو) فراری و متنفرند. quran_en_fa Does every man of them long to enter the Garden of Bliss? آیا هر یک از آنان طمع دارد که او را در بهشت پرنعمت درآورند؟!///آیا هر یک از آنان طمع دارد که او را در بهشت پرنعمت درآورند؟!///آیا هر یک از ایشان طمع مى‌ورزد که به بهشت پرنعمت داخل شود؟///آیا هر کسى از آنها طمع دارد که در بهشت پرنعمت در آورده شود///آیا هر یک از آنان طمع مى‌بندد که در بهشت پر نعمت درآورده شود؟///آیا هر یک از آنان طمع دارد که به بهشتى پرنعمت درآید؟///آیا هر یک طمع دارند که باز آنها را در بهشت با ناز و نعمت داخل کنند؟!///آیا هر کدام از آنان طمع می‌برد که به بهشت پرناز و نعمت درآورده شود///آیا هر یک از آنها (با این اعمال زشتش) طمع دارد که او را در بهشت پر نعمت الهی وارد کنند؟!///آیا امید دارد هر مردی از ایشان که درآورده شود به بهشت نعمتها///آیا هر یک از آنان طمع می‌بندد که در بهشت پرنعمت در آورده شود؟ quran_en_fa By no means! For We have created them out of the (base matter) they know! این چنین نیست، ما آنان را از آنچه خود می‌دانند [آبی گندیده و بی مقدار] آفریدیم.///این چنین نیست، ما آنان را از آنچه خود می‌دانند [آبی گندیده و بی مقدار] آفریدیم.///هرگز نه، آنها خود مى‌دانند که از چه چیز آنها را آفریده‌ایم.///حاشا! بى‌تردید ما آنها را از آنچه مى‌دانند آفریده‌ایم///نه چنین است. ما آنان را از آنچه [خود] مى‌دانند آفریدیم.///هرگز! ما آنان را از آن چیز [پستی] که مى‌دانند، آفریده‌ایم.///هرگز این نشود (چون) آنها خود می‌دانند که ما آنها را از چه (نطفه پستی) آفریده‌ایم (باز به آفریننده خود ایمان نمی‌آورند و به کفر می‌شتابند و طمع آن دارند که چون مؤمنان به بهشت روند).///حاشا ما ایشان را از آنچه می‌دانند آفریده‌ایم‌///هرگز چنین نیست؛ ما آنها را از آنچه خودشان می‌دانند آفریده‌ایم!///نه چنین است همانا ما آفریدیمشان از آنچه می‌دانند///نه چنان است. ما آنان را بی‌گمان از آنچه (خود) می‌دانند آفریدیم. quran_en_fa Now I do call to witness the Lord of all points in the East and the West that We can certainly- به پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها سوگند که ما تواناییم،///به پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها سوگند که ما تواناییم،///پس سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها که ما تواناییم‌///پس به پروردگار خاوران و باختران سوگند که قطعا ما تواناییم/// [هرگز،] به پروردگار خاوران و باختران سوگند یاد مى‌کنم که ما تواناییم،///به پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها سوگند مى‌خورم که ما تواناییم،///چنین نیست، سوگند به خدای مشرق‌ها و مغرب‌ها که ما قادریم.///به پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها سوگند می‌خورم که ما تواناییم‌///سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها که ما قادریم …///پس سوگند یاد نکنم به پروردگار خاورها و باخترها که مائیم توانایان‌///پس به پروردگار خاوران و باختران سوگند یاد نمی‌کنم (که) بی‌گمان ما تواناییم، quran_en_fa Substitute for them better (men) than they; And We are not to be defeated (in Our Plan). بر اینکه به جای آنان بهتر از آنان را بیاوریم؛ و هیچ چیز ما را مغلوب نمی‌کند.///بر اینکه به جای آنان بهتر از آنان را بیاوریم؛ و هیچ چیز ما را مغلوب نمی‌کند.///که به جاى آنها مردمى بهتر بیاوریم و در این کار ناتوان نیستیم.///بر این که به جاى آنها بهتر از ایشان را بیاوریم و ما عقب نمى‌افتیم///که به جاى آنان بهتر از ایشان را بیاوریم؛ و بر ما پیشى نتوانند جست.///بر این که بهتر از آنان را به جاى ایشان بیاوریم و هرگز کسى بر ما پیشى نگرفته و [در این کار] ناتوان نیستیم.///که به جای آنها خلقی بهتر از آنها بیافرینیم و هرگز کسی (به قدرت و قوت) بر ما سبقت نخواهد یافت.///که بهتر از آنان را جانشین آنان سازیم و ما درمانده نیستیم‌///که جای آنان را به کسانی بدهیم که از آنها بهترند؛ و ما هرگز مغلوب نخواهیم شد!///بر آنکه تبدیل کنیم بهتر از ایشان را و نیستیم ما پیشی‌گرفتگان‌///بر اینکه (آن‌ها را) تبدیل به همانند‌شان گردانیم. و ما درمانده نیستیم. quran_en_fa So leave them to plunge in vain talk and play about, until they encounter that Day of theirs which they have been promised!- پس آنان را واگذار تا [در گفتار باطل] فرو روند و مشغول بازی باشند، تا روزشان را که به آنان وعده داده‌اند دیدار کنند،///پس آنان را واگذار تا [در گفتار باطل] فرو روند و مشغول بازی باشند، تا روزشان را که به آنان وعده داده‌اند دیدار کنند،///پس بگذارشان تا به بیهودگى درآیند و به بازیچه، تا به آن روزى که وعده‌شان داده‌ایم برسند.///پس بگذارشان در باطل فرو روند و بازى کنند تا روزشان را که وعده داده مى‌شوند دیدار کنند///پس بگذارشان یاوه گویند و بازى کنند تا روزى را که وعده داده شده‌اند ملاقات نمایند.///پس آنان را [به حال خود] واگذار، یاوه بگویند و بازى کنند، تا روزى را که وعده داده شده‌اند، ببینند.///پس آنها را به کفر و ضلالت خود بگذار که به بازیچه دنیا دل بازند تا با روزی که وعده عذاب آنهاست رو به رو شوند.///پس بگذارشان تا ژاژخایی و بازیگوشی کنند تا به دیدار آن روزشان که وعده‌اش را به ایشان داده‌اند، برسند///آنان را به حال خود واگذار تا در باطل خود فروروند و بازی کنند تا زمانی که روز موعود خود را ملاقات نمایند!///پس بگذارشان فروروند و بازی کنند تا برسند به روزشان آنی که وعده داده شوند///پس واگذارشان (تا در باطلشان) فرو روند و بازی کنند تا روزی را که وعده داده می‌شوند ملاقات کنند. quran_en_fa The Day whereon they will issue from their sepulchres in sudden haste as if they were rushing to a goal-post (fixed for them),- روزی که شتابان از خاک بیرون آیند، گویی به سوی نشانه‌های نصب شده می‌دوند،///روزی که شتابان از خاک بیرون آیند، گویی به سوی نشانه‌های نصب شده می‌دوند،///روزى که شتابان از قبرها به درآیند، چنان که گویى نزد بتان مى‌شتابند.///روزى که از گورها شتابان برآیند، گویى که [چون تیرى‌] به سوى نشانه‌ها مى‌دوند///روزى که از گورها [ى خود] شتابان برآیند، گویى که آنان به سوى پرچمهاى افراشته مى دوند.///روزى که شتابان از قبرها بیرون می‌آیند، چنان که گویى به سوى نشان‌هایى نصب‌شده مى‌دوند.///آن روزی که به سرعت سر از قبرها برآورده، گویی به سوی بتها (و نتیجه پرستش غیر خدا) می‌شتابند.///روزی که از گورها بیرون شتابند، گویی به سوی [قربانگاه‌] بتان می‌شتابند///همان روز که از قبرها بسرعت خارج می‌شوند، گویی به سوی بتها می‌دوند …///روزی که برون آیند از گورها شتابان گوئیا آنانند بسوی پایه‌های نشانه روان‌///روزی که از گورهاشان برون آیند گویی با یکدیگر فراسوی جایگاه‌هایی معین شده روانند. quran_en_fa Their eyes lowered in dejection,- ignominy covering them (all over)! such is the Day the which they are promised! درحالی که دیدگانشان [از شدت ترس] فرو افتاده، خواری و ذلت آنان را می‌پوشاند. این همان روزی است که همواره وعده داده می‌شدند.///درحالی که دیدگانشان [از شدت ترس] فرو افتاده، خواری و ذلت آنان را می‌پوشاند. این همان روزی است که همواره وعده داده می‌شدند.///وحشت بر چشمانشان مستولى شده و به خوارى افتاده‌اند: این است همان روزى که آنها را وعده داده بودند.///در حالى که دیدگانشان [هراسان‌] فرو افتاده، ذلت آنها را فرو گیرد. این همان روزى است که [به آن‌] وعده داده مى‌شدند///دیدگانشان فرو افتاده، [غبار] مذلت آنان را فرو گرفته است. این است همان روزى که به ایشان وعده داده مى‌شد.///چشمانشان فروافتاده و ذلتى [وصف‌ناپذیر] آنان را فراگرفته است. این است آن روزى که به ایشان وعده داده مى‌شد.///در حالی که چشمهاشان (از هول و وحشت قیامت) به خواری فرو افتاده و ذلت (کفر و عصیان) بر آنها احاطه کرده، این همان روزی است که به آنها وعده می‌دادند.///دیدگانشان از [ترس‌] فرو افتاده باشد، غبار خفت و خواری بر رخسارشان نشسته، این همان روزی است که به آنان وعده داده بودند///در حالی که چشمهایشان از شرم و وحشت به زیر افتاده، و پرده‌ای از ذلت و خواری آنها را پوشانده است! این همان روزی است که به آنها وعده داده می‌شد!///سرافکنده است دیدگانشان فراگیردشان خواری این است روزی که بودند وعده داده می‌شدند///حال آنکه دیدگانشان (از ترس) فرو هشته، خواری فراگیرشان می‌گردد. این (همان) روزی است (که) وعده داده می‌شده‌اند. quran_en_fa We sent Noah to his People (with the Command): "Do thou warn thy People before there comes to them a grievous Penalty." ما نوح را به سوی قومش فرستادیم که قوم خود را پیش از آنکه عذابی دردناکبه آنان رسد، بیم ده.///ما نوح را به سوی قومش فرستادیم که قوم خود را پیش از آنکه عذابی دردناکبه آنان رسد، بیم ده.///ما نوح را به سوى قومش فرستادیم که: قوم خود را پیش از آنکه عذابى دردآور بر سرشان فرودآید، بیم ده.///همانا ما نوح را به سوى قومش فرستادیم که قومت را هشدار ده پیش از آن که عذابى دردناک به سراغشان آید///ما نوح را به سوى قومش فرستادیم که: «قومت را، پیش از آنکه عذابى دردناک به آنان رسد، هشدار ده.»///ما نوح را به سوى قومش فرستادیم [و فرمودیم] که: «قوم خود را پیش از آن که عذابى دردناک به سراغشان بیاید، هشدار بده!»///ما نوح را به سوی قومش (به رسالت) فرستادیم که قوم خود را (از قهر خدا) به اندرز و پند بترسان از آنکه بر آنان عذاب دردناک فرا رسد.///ما نوح را به سوی قومش فرستاده‌ایم که قومت را پیش از آنکه عذابی دردناک بر سرشان بیاید، هشدار ده‌///ما نوح را به سوی قومش فرستادیم و گفتیم: «قوم خود را انذار کن پیش از آنکه عذاب دردناک به سراغشان آید!»///همانا فرستادیم نوح را بسوی قومش که بترسان قومت را پیش از آنکه بیامدشان عذابی دردناک‌///ما نوح را به‌راستی سوی قومش فرستادیم که: «قومت را پیش از آنکه عذابی دردناک به آنان در رسد، هشدار ده.» quran_en_fa He said: "O my People! I am to you a Warner, clear and open: گفت: ای قوم من! همانا من شما را بیم دهنده ایآشکارم،///گفت: ای قوم من! همانا من شما را بیم دهنده ایآشکارم،///گفت: اى قوم من، من بیم‌دهنده‌اى روشنگرم،///گفت: اى قوم من! همانا من شما را هشدار دهنده‌اى آشکارم/// [نوح‌] گفت: «اى قوم من، من شما را هشدار دهنده‌اى آشکارم،///[نوح] گفت: «اى قوم من! من براى شما هشداردهنده‌اى آشکارم.///نوح گفت: ای قوم، من برای شما رسولی هستم که شما را با بیانی روشن از عذاب قهر خدا می‌ترسانم.///گفت ای قوم من، من هشداردهنده آشکار شما هستم‌///گفت: «ای قوم! من برای شما بیم‌دهنده آشکاری هستم،///گفت ای قوم همانا منم برای شما ترساننده آشکار///(نوح) گفت: «ای قوم من! همواره من برای شما بیم‌دهنده‌ای روشنگرم‌؛» quran_en_fa "That ye should worship Allah, fear Him and obey me: که خدا را بپرستید و از او پروا کنید و از من اطاعت نمایید،///که خدا را بپرستید و از او پروا کنید و از من اطاعت نمایید،///خدا را بپرستید، و از او بترسید و از من اطاعت کنید،///که خدا را بپرستید و از او پروا دارید و مرا اطاعت کنید///که خدا را بپرستید و از او پروا دارید و مرا فرمان برید.///خدا را بپرستید و از [نافرمانی] او بپرهیزید و مرا اطاعت کنید.///(و از راه خیر خواهی به شما می‌گویم) که خدای را به یکتایی بپرستید و از او بترسید و پرهیزکار باشید و مرا پیروی کنید.///که خداوند را بپرستید و از او پروا و از من پیروی کنید///که خدا را پرستش کنید و از مخالفت او بپرهیزید و مرا اطاعت نمایید!///که پرستش کنید خدا را و بترسیدش و مرا فرمان برید///«که خدا را بپرستید و از او پروا بدارید و مرا فرمان ببرید.» quran_en_fa "So He may forgive you your sins and give you respite for a stated Term: for when the Term given by Allah is accomplished, it cannot be put forward: if ye only knew." تا خدا گناهانتان را بیامرزد و شما را تا زمانی معین مهلت دهد. اگر آگاهی داشته باشید [توجه خواهید کرد که] بی تردید هنگامی که اجل خدایی فرا رسد، تأخیر نخواهد داشت.///تا خدا گناهانتان را بیامرزد و شما را تا زمانی معین مهلت دهد. اگر آگاهی داشته باشید [توجه خواهید کرد که] بی تردید هنگامی که اجل خدایی فرا رسد، تأخیر نخواهد داشت.///تا گناهانتان را بیامرزد، و شما را تا مدتى معین مهلت دهد؛ زیرا آن مدت خدایى چون به سر آید -اگر بدانید- دیگر به تأخیر نیفتد.///تا [برخى‌] از گناهانتان را بر شما ببخشاید و [اجل‌] شما را تا وقتى معین به تأخیر اندازد، که اگر مى‌دانستید، وقتى اجل مقرر خدا برسد دیگر به تأخیر نیفتد/// [تا] برخى از گناهانتان را بر شما ببخشاید و [اجل‌] شما را تا وقتى معین به تأخیر اندازد. اگر بدانید، چون وقت مقرر خدا برسد، تأخیر بر نخواهد داشت.///تا خداوند بخشى از گناهانتان را ببخشد و عمر شما را تا زمانی معین به عقب اندازد، [و شما را از مرگ‌هاى قهرآمیز دور دارد،] اگر مى‌دانستید، [توجه می‌کردید که] هنگامى که اجل خدایى فرارسد، تأخیر نخواهد داشت.»///تا خدا به لطف و کرم از گناهان شما در گذرد و اجلتان را تا وقت (عمر طبیعی) معین به تأخیر افکند، که اجل الهی چون وقتش فرا رسد اگر بدانید دگر هیچ تأخیر نیفتد.///تا گناهانتان را برای شما بیامرزد و شما را تا سرآمدی معین واپس‌بدارد، چرا که اگر بدانید اجل الهی، چون فرا رسد، بازپس داشته نمی‌شود///اگر چنین کنید، خدا گناهانتان را می‌آمرزد و تا زمان معینی شما را عمر می‌دهد؛ زیرا هنگامی که اجل الهی فرا رسد، تأخیری نخواهد داشت اگر می‌دانستید!»///تا بیامرزد برای شما از گناهانتان و پس اندازد شما را تا سرآمدی نامبرده که هر گاه سرآمد خدا بیاید پس انداخته نشود اگر بدانید///«تا برخی از از گناهانتان را بر شما بپوشاند. و شما را سوی اجلی نامبرده]: ناگزیر و ناگریز [به تأخیر اندازد. اگر می‌دانستید، چون وقت مقرر خدا در رسد، هرگز تأخیر نخواهد داشت.» quran_en_fa He said: "O my Lord! I have called to my People night and day: گفت: پروردگارا! همانا قوم خود را شب و روز [به آیین توحید] دعوت کردم،///گفت: پروردگارا! همانا قوم خود را شب و روز [به آیین توحید] دعوت کردم،///گفت: اى پروردگار من، من قوم خود را شب و روز دعوت کردم،///[نوح‌] گفت: پروردگارا! من قوم خود را شب و روز دعوت کردم/// [نوح‌] گفت: «پروردگارا، من قوم خود را شب و روز دعوت کردم،///[نوح] گفت: «پروردگارا! من قوم خود را شب و روز دعوت کردم.///(و او به درگاه خدا نالید و) گفت: بارالها، من قوم خود را شب و روز دعوت کردم.///گفت پروردگارا من قومم را شب و روز [به خداپرستی‌] دعوت کردم‌///(نوح) گفت: «پروردگارا! من قوم خود را شب و روز (بسوی تو) دعوت کردم،///گفت پروردگارا همانا خواندم قوم خویش را شب و روز///(نوح) گفت: «پروردگارم! من قوم خود را همواره شب و روز (پیاپی) دعوت کردم.» quran_en_fa "But my call only increases (their) flight (from the Right). ولی دعوت من جز بر فرارشان نیفزود،///ولی دعوت من جز بر فرارشان نیفزود،///و دعوت من جز به فرارشان نیفزود.///و دعوت من جز بر گریزشان نیفزود///و دعوت من جز بر گریزشان نیفزود.///ولى دعوت من جز بر گریز آنان [از حق] نیافزود.///اما دعوت و نصیحتم جز بر فرار و اعراض آنها نیفزود.///ولی دعوت من جز بر گریزشان نیفزود///اما دعوت من چیزی جز فرار از حق بر آنان نیفزود!///پس نیفزودشان خواندنم جز گریختنی‌///«پس دعوت من جز بر گریزشان نیفزود.» quran_en_fa "And every time I have called to them, that Thou mightest forgive them, they have (only) thrust their fingers into their ears, covered themselves up with their garments, grown obstinate, and given themselves up to arrogance. و من هرگاه آنان را دعوت کردم تا آنان را بیامرزی، انگشتان خود را در گوش هایشان کردند و جامه هایشان را به سر کشیدند و بر انکار خود پافشاری ورزیدند و به شدت تکبر کردند،///و من هرگاه آنان را دعوت کردم تا آنان را بیامرزی، انگشتان خود را در گوش هایشان کردند و جامه هایشان را به سر کشیدند و بر انکار خود پافشاری ورزیدند و به شدت تکبر کردند،///و من هر بار که دعوتشان کردم تا تو آنها را بیامرزى، انگشتها در گوشهاى خود کردند و جامه در سر کشیدند و پاى فشردند و هر چه بیشتر سرکشى کردند.///و من هر بار که آنها را دعوت کردم تا ایشان را بیامرزى، انگشتانشان را در گوش‌هاى خود کردند و جامه‌هاى خویش بر سر کشیدند و [بر کفر خویش‌] پاى فشردند و هر چه بیشتر بر تکبر خود افزودند///و من هر بار که آنان را دعوت کردم تا ایشان را بیامرزى، انگشتانشان را در گوشهایشان کردند و رداى خویشتن بر سر کشیدند و اصرار ورزیدند و هر چه بیشتر بر کبر خود افزودند.///و البته هرگاه که آنان را فراخواندم تا [ایمان بیاورند و] تو آنان را بیامرزى، انگشتانشان را در گوش‌هایشان نهادند و لباس‌هایشان را بر سر کشیدند و [بر سرکشی خود] پافشاری کردند و سخت تکبر ورزیدند.///و هر چه آنان را به مغفرت و آمرزش تو خواندم انگشت بر گوش نهادند و جامه به رخسار افکندند (تا مرا نبینند و سخنم را نشنوند) و (بر کفر) اصرار و لجاج ورزیدند و سخت راه تکبر و نخوت پیمودند.///و من هرچه دعوتشان می‌کنم تا سرانجام آنان را بیامرزی، انگشتانشان را در گوشهایشان می‌گذارند، و خود را در جامه‌هایشان می‌پوشانند و [در کفر] پای می‌فشرند و سخت گردنکشی می‌کنند///و من هر زمان آنها را دعوت کردم که (ایمان بیاورند و) تو آنها را بیامرزی، انگشتان خویش را در گوشهایشان قرار داده و لباسهایشان را بر خود پیچیدند، و در مخالفت اصرار ورزیدند و به شدت استکبار کردند!///و آنکه هر گاه خواندمشان تا بیامرزی برای ایشان نهادند انگشتان خویش را در گوشهای خویش و پوشیدند خویشتن را با جامه‌های خویش و اصرار کردند و کبر ورزیدند کبرورزیدنی‌///«و من بی‌قرار، هربار که آنان را دعوت کردم تا برایشان (گناهانشان را) ‌بپوشانی، انگشتانشان را در گوش‌هایشان نهادند و لباس‌هاشان را بر (سرها) شان کشیدند و (بر کفرشان) اصرار ورزیدند و هر چه بیشتر بر کبر خود افزودند.» quran_en_fa "So I have called to them aloud; آن گاه آنان را آشکارا دعوت کردم،///آن گاه آنان را آشکارا دعوت کردم،///پس به آواز بلند دعوتشان کردم.///سپس من آنها را به آواز بلند دعوت کردم///سپس من آشکارا آنان را دعوت کردم.///آن‌گاه من آنان را با صداى بلند دعوت کردم.///باز هم آنها را به صدای بلند دعوت کردم.///سپس باز ایشان را آشکارا دعوت کردم‌///سپس من آنها را با صدای بلند (به اطاعت فرمان تو) دعوت کردم،///سپس هر آینه بخواندمشان من به آواز بلند (آشکارا)///سپس آشکارا آنان را دعوت کردم.» quran_en_fa "Further I have spoken to them in public and secretly in private, سپس آشکار و پنهان آنان را خواندم.///سپس آشکار و پنهان آنان را خواندم.///باز به آشکار گفتم و در نهان گفتم.///و آن‌گاه باز من به آنها علنى گفتم و در خلوت و خصوصى نیز به ایشان گفتم///باز من به آنان اعلام نمودم و در خلوت [و] پوشیده نیز به ایشان گفتم.///سپس گاهى آشکارا و گاهى در نهان [با آنان سخن] گفتم.///و آن گاه آشکار و علنی خواندم و در خلوت و پنهانی خواندم (به هیچ وجه اثری نکرد).///آنگاه آشکارا به ایشان گفتم و پنهانی به ایشان گفتم‌///سپس آشکارا و نهان (حقیقت توحید و ایمان را) برای آنان بیان داشتم!///پس آشکار ساختم برای ایشان و نهان داشتم نهان‌داشتنی‌///«سپس به‌درستی برایشان اعلان کردم و در نهان و پنهان برایشان همی اندرز دادم.» quran_en_fa "Saying, 'Ask forgiveness from your Lord; for He is Oft-Forgiving; پس [به آنان] گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او همواره بسیار آمرزنده است.///پس [به آنان] گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او همواره بسیار آمرزنده است.///سپس گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او آمرزنده است،///و گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او قطعا آمرزنده است///و گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او همواره آمرزنده است.///پس گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است.///باز گفتم: به درگاه خدای خود توبه کنید و آمرزش طلبید که او بسیار خدای آمرزنده‌ای است.///سپس گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید چرا که او آمرزگار است‌///به آنها گفتم: «از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است …///پس گفتم آمرزش خواهید از پروردگار خویش همانا او است بسیار آمرزنده‌///«پس گفتم: «از پروردگارتان پوشش بخواهید که او به‌راستی بسی پوشاننده بوده است.»» quran_en_fa "'He will send rain to you in abundance; تا بر شما از آسمان باران پی در پی و با برکت فرستد،///تا بر شما از آسمان باران پی در پی و با برکت فرستد،///تا از آسمان برایتان پى‌درپى باران فرستد،///تا بر شما از آسمان باران پى‌درپى فرستد/// [تا] بر شما از آسمان باران پى در پى فرستد.///[اگر آمرزش بخواهید، باران] آسمان را بر شما ریزش‌کنان می‌فرستد.///تا باران آسمان بر شما فراوان نازل کند.///تا بر شما از آسمان بارانی پیوسته و پیگیر بفرستد///تا بارانهای پربرکت آسمان را پی در پی بر شما فرستد،///فرستد آسمان را بر شما ریزنده‌///«تا (خدا باران و برف) آسمان را بر (سروسامان) تان بسی ریزان بفرستد» quran_en_fa "'Give you increase in wealth and sons; and bestow on you gardens and bestow on you rivers (of flowing water). و شما را با اموال و فرزندان یاری کند، و برایتان باغ‌ها و نهرها قرار دهد،///و شما را با اموال و فرزندان یاری کند، و برایتان باغ‌ها و نهرها قرار دهد،///و شما را به اموال و فرزندان مدد کند و برایتان بستانها و نهرها بیافریند.///و شما را به اموال و پسران مدد کند، و برایتان باغ‌ها قرار دهد و نهرها پدید آورد///و شما را به اموال و پسران، یارى کند، و برایتان باغها قرار دهد و نهرها براى شما پدید آورد.///و شما را با دارایی‌ها و فرزندان یارى مى‌کند و براى شما باغ‌هایی قرار مى‌دهد و براى شما نهرهایی جارى مى‌سازد.///و شما را به مال بسیار و پسران متعدد مدد فرماید و باغهای خرم و نهرهای جاری به شما عطا کند.///و شما را با بخشیدن اموال و پسران مدد رساند و برای شما باغها و برای شما جویبارها پدید آورد///و شما را با اموال و فرزندان فراوان کمک کند و باغهای سرسبز و نهرهای جاری در اختیارتان قرار دهد!///و کمک کند شما را به خواسته‌ها و فرزندان و قرار دهد برای شما باغهایی و قرار دهد برای شما جویهایی‌///«و شما را به اموال و پسرانی، امداد نماید و برایتان باغ‌هایی (با درختان سردر هم) قرار دهد و برایتان نهرها نهد.» quran_en_fa "'What is the matter with you, that ye place not your hope for kindness and long-suffering in Allah,- شما را چه شده که [ربوبیت خدا را نفی کرده و در نتیجه از بندگی اش دست برداشته و] به عظمت و بزرگی خدا امید ندارید؟///شما را چه شده که [ربوبیت خدا را نفی کرده و در نتیجه از بندگی اش دست برداشته و] به عظمت و بزرگی خدا امید ندارید؟///شما را چه مى‌شود که از شکوه خداوند نمى‌ترسید،///چیست شما را که براى خدا عظمت قائل نمى‌شوید///شما را چه شده است که از شکوه خدا بیم ندارید؟///شما را چه شده که از عظمت خداوند نمى‌ترسید؟///چرا شما مردم خدای را به عظمت و وقار باور ندارید؟///شما را چه می‌شود که از عظمت خداوند نمی‌ترسید؟///چرا شما برای خدا عظمت قائل نیستید؟!///چه شود شما را امید ندارید برای خدا وقاری (شکوهی)///«شما را چه (بیماری) است که هیچ امیدی به وقار و شکوهی برای خدا ندارید؟» quran_en_fa "'Seeing that it is He that has created you in diverse stages? در حالی که شما را مرحله به مرحله [خاک، نطفه، علقه، مضغه، گوشت، استخوان و …] آفریده است///در حالی که شما را مرحله به مرحله [خاک، نطفه، علقه، مضغه، گوشت، استخوان و …] آفریده است///حال آنکه شما را به گونه‌هاى مختلف بیافرید.///و حال آنکه شما را به گونه‌هاى مختلف آفریده است///و حال آنکه شما را مرحله به مرحله خلق کرده است.///در حالى که او شما را در مراحل گوناگون آفریده است.///و حال آنکه او شما را (از نطفه‌ای) به انواع خلقت و اطوار گوناگون (ارمتب آدمیت) بیافرید.///و حال آنکه شما را گونه‌گون آفریده است‌///در حالی که شما را در مراحل مختلف آفرید (تا از نطفه به انسان کامل رسیدید)!///و هر آینه بیافریدتان گوناگون‌///«و حال آنکه (خدا) شما را به‌راستی گوناگون آفریده است.» quran_en_fa "'See ye not how Allah has created the seven heavens one above another, آیا ندانسته‌اید که خدا هفت آسمان را چگونه بر فراز یکدیگر آفرید؟///آیا ندانسته‌اید که خدا هفت آسمان را چگونه بر فراز یکدیگر آفرید؟///آیا نمى‌بینید چگونه خدا هفت آسمان طبقه طبقه را بیافرید؟///آیا ندیده‌اید که چگونه خدا هفت آسمان را بالاى هم آفرید///مگر ملاحظه نکرده‌اید که چگونه خدا هفت آسمان را توبرتو آفریده است؟///آیا نمى‌بینید که خداوند چگونه هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفرید؟///آیا ندیدید که خدا چگونه هفت آسمان را به طبقاتی (بسیار منظم و محکم) خلق کرد،///آیا نیندیشیده‌اید که خداوند چگونه هفت آسمان را توبرتو آفریده است؟///آیا نمی‌دانید چگونه خداوند هفت آسمان را یکی بالای دیگری آفریده است،///آیا ندیدید چگونه آفرید خدا هفت آسمان را تودرتو///مگر ندیدید [: ندانستید] (که) چگونه خدا هفت آسمان را طبقاتی بر روی هم آفریده است‌؟» quran_en_fa "'And made the moon a light in their midst, and made the sun as a (Glorious) Lamp? و ماه را در میان آنها روشنی بخش، و خورشید را چراغ فروزان قرار داد،///و ماه را در میان آنها روشنی بخش، و خورشید را چراغ فروزان قرار داد،///و ماه را روشنى آنها، و خورشید را چراغشان گردانید.///و ماه را در میان آنها روشنى بخش گردانید و خورشید را چراغى قرار داد///و ماه را در میان آنها روشنایى‌بخش گردانید و خورشید را [چون‌] چراغى قرار داد.///و میان آنها ماه را تابان ساخت و خورشید را چراغى درخشان قرار داد؟///و در آن آسمانها ماه شب را فروغی تابان و خورشید روز را چراغی فروزان ساخت؟///و ماه را در آن پرتوافشان و خورشید را [چون‌] چراغی قرار داده است‌///و ماه را در میان آسمانها مایه روشنایی، و خورشید را چراغ فروزانی قرار داده است؟!///و گردانید ماه را در آنها نوری و گردانید مهر را چراغی‌///«و ماه را در میانشان روشنایی‌بخش گردانید و خورشید را چراغی (بسی روشن) قرار داد.» quran_en_fa "'And Allah has produced you from the earth growing (gradually), و خدا شما را از زمین [مانند] گیاهی رویانید،///و خدا شما را از زمین [مانند] گیاهی رویانید،///و خدا شما را چون نباتى از زمین برویانید.///و خداست که شما را [چون گیاه‌] به طرز خاصى از زمین رویانید///و خدا [ست که‌] شما را [مانند] گیاهى از زمین رویانید؛///و خداوند شما را همچون گیاهى از زمین رویاند.///و خدا شما را مانند نباتات مختلف از زمین برویانید.///و خداوند شما را مانند گیاهی از زمین رویاند///و خداوند شما را همچون گیاهی از زمین رویانید،///و خدا رویانید شما را از زمین روئیدنی‌///«و خدا شما را از زمین رویانید روییدنی (ممتاز).» quran_en_fa "'And in the End He will return you into the (earth), and raise you forth (again at the Resurrection)? سپس شما را در آن باز می‌گرداند و باز به صورتی ویژه بیرون می‌آورد،///سپس شما را در آن باز می‌گرداند و باز به صورتی ویژه بیرون می‌آورد،///باز شما را بدان باز مى‌گرداند و باز از آن بیرون مى‌آورد.///سپس شما را در آن باز مى‌گرداند و باز به طرزى عجیب بیرون مى‌آورد///سپس شما را در آن بازمى‌گرداند و بیرون مى‌آورد بیرون‌آوردنى [عجیب‌]!///سپس شما را در همان زمین بازمى‌گرداند و شما را بیرون مى‌آورد.///آن گاه بار دیگر (پس از مرگ) به زمین باز گرداند و دیگر بار هم شما را (از خاک به روز حساب) برانگیزد.///سپس شما را به آن باز می‌گرداند، و [پس از آن‌] شما را [دوباره‌] بیرون می‌آورد///سپس شما را به همان زمین بازمی‌گرداند، و بار دیگر شما را خارج می‌سازد!///سپس بازگرداند شما را در آن و برون آورد شما را برون‌آوردنی‌///«سپس شما را در آن بازمی‌گرداند و بیرون می‌آورد، برون آوردنی.» quran_en_fa "'And Allah has made the earth for you as a carpet (spread out), و خدا زمین را برای شما فرشی گسترده قرار داد،///و خدا زمین را برای شما فرشی گسترده قرار داد،///و خدا زمین را چون فرشى برایتان بگسترد،///و خدا زمین را براى شما فرشى [گسترده‌] ساخت///و خدا زمین را براى شما فرشى [گسترده‌] ساخت،///و خداوند، زمین را براى شما بسترى گسترده قرار داده است.///و خدا زمین را برای شما چون بساط (پرنعمت) بگسترانید.///و خداوند زمین را زیرانداز شما کرد///و خداوند زمین را برای شما فرش گسترده‌ای قرار داد …///و گردانید خدا برای شما زمین را بستری (گسترشی)///«و خدا زمین را برای شما فرشی (گسترده) ساخت.» quran_en_fa "'That ye may go about therein, in spacious roads.'" تا از راه‌ها و جاده‌های وسیع آن [هر جا که خواستید] بروید؟///تا از راه‌ها و جاده‌های وسیع آن [هر جا که خواستید] بروید؟///تا بر راه‌هاى پهناور آن بروید.///تا در راه‌هاى وسیع آن تردد کنید///تا در راههاى فراخ آن بروید.»///تا در راه‌هاى گشاده‌ی آن رفت و آمد کنید.»///تا در زمین راههای مختلف وسیع بپیمایید.///تا به شاهراههای گشاده آن راه یابید///تا از راههای وسیع و دره‌های آن بگذرید (و به هر جا می‌خواهید بروید)!»///تا بروید در آن راه‌هائی گشوده (شکافته)///«تا از راه‌های فراخ و پست و بلند آن راهوار راه یابید.» quran_en_fa Noah said: "O my Lord! They have disobeyed me, but they follow (men) whose wealth and children give them no increase but only Loss. نوح گفت: پروردگارا! آنان از من نافرمانی کردند و از کسانی [چون سردمداران کفر و متولیان بتخانه] پیروی نمودند که اموال و فرزندانشان جز خسارت و زیانی بر آنان نیفزود!///نوح گفت: پروردگارا! آنان از من نافرمانی کردند و از کسانی [چون سردمداران کفر و متولیان بتخانه] پیروی نمودند که اموال و فرزندانشان جز خسارت و زیانی بر آنان نیفزود!///نوح گفت: اى پروردگار من، آنها فرمان من نبردند، و از کسى پیروى کردند که مال و فرزندش جز به زیانش نیفزود.///نوح گفت: پروردگارا! آنها مرا نافرمانى کردند و کسى را پیروى نمودند که مال و فرزندش جز بر زیانکارى وى نیفزود///نوح گفت: «پروردگارا، آنان نافرمانى من کردند و کسى را پیروى نمودند که مال و فرزندش جز بر زیان وى نیفزود.///نوح گفت: «پروردگارا! مردم مرا نافرمانى کردند و از کسى پیروى کردند که مال و فرزندش جز بر زیانش نیافزود.///نوح گفت: پروردگارا (با این همه تبلیغ و دعوت و اتمام حجت باز) این قوم مرا مخالفت کردند و پیرو کسی (از ثروتمندان) شدند که او خود مال و فرزندش هم جز بر زیانش نیفزود.///نوح گفت پروردگارا آنان از من نافرمانی کردند و از کسی که مال و فرزندش جز به زیانکاریش نیفزوده است، پیروی کردند///نوح (بعد از نومیدی از هدایت آنان) گفت: «پروردگارا! آنها نافرمانی من کردند و از کسانی پیروی نمودند که اموال و فرزندانشان چیزی جز زیانکاری بر آنها نیفزوده است!///گفت نوح پروردگارا اینان عصیانم کردند و پیروی کردند آن را که نیفزودش مالش و فرزندش به جز زیانی‌///نوح گفت: «پروردگارم! آنان مرا نافرمانی کردند و کسی را پیروی نمودند که مال و فرزندش جز بر زیان وی نیفزود.» quran_en_fa "And they have devised a tremendous Plot. و [این پیشوایان گمراهی، برای گمراه نگاه داشتن این مردم] نیرنگی بزرگ به کار گرفتند،///و [این پیشوایان گمراهی، برای گمراه نگاه داشتن این مردم] نیرنگی بزرگ به کار گرفتند،///مکر کردند - مکرى بزرگ.///و دست به نیرنگى بس بزرگ زدند///و دست به نیرنگى بس بزرگ زدند.///و نیرنگى بس بزرگ به کار بستند.///و (بر ضد من) بزرگترین مکر و حیله به کار بردند.///و نیرنگی سترگ در کار آوردند///و (این رهبران گمراه) مکر عظیمی به کار بردند …///و نیرنگ آوردند نیرنگ گرانی‌///«و دست به نیرنگی بس بزرگ زدند؛» quran_en_fa "And they have said (to each other), 'Abandon not your gods: Abandon neither Wadd nor Suwa', neither Yaguth nor Ya'uq, nor Nasr';- و گفتند: دست از معبودانتان بر ندارید، و هرگز [بت‌های] ود و سواع و یغوث و یعوق و نسر را رها نکنید؛///و گفتند: دست از معبودانتان بر ندارید، و هرگز [بت‌های] ود و سواع و یغوث و یعوق و نسر را رها نکنید؛///و گفتند: خدایانتان را وامگذارید. ود و سواع و یغوث و یعوق و نسر را ترک مکنید.///و گفتند: زنهار، خدایان خود را رها مکنید، و هرگز «ود» و «سواع» و «یغوث» و «یعوق» و «نسر» را وانگذارید///و گفتند: زنهار، خدایان خود را رها مکنید، و نه «ود» را واگذارید و نه «سواع» و نه «یغوث» و نه «یعوق» و نه «نسر» را.///و [اشراف قوم] گفتند: «معبودهایتان را رها نکنید و دست از [بت‌هاى] ود و سواع و یغوث و یعوق و نسر برندارید.»///و گفتند: هرگز خدایان خود را رها نکنید و به خصوص دست از پرستش (این پنج بت) ود و سواع و یغوث و یعوق و نسر هرگز برمدارید.///و گفتند نه هرگز دست از خدایانتان و نه هرگز دست از ود و سواع و یغوث و یعوق و نسر بردارید///و گفتند: دست از خدایان و بتهای خود برندارید (به خصوص) بتهای «ود»، «سواع»، «یغوث»، «یعوق» و «نسر» را رها نکنید!///و گفتند رها نکنید خدایان خویش را و رها نکنید ود را و نه سواع را و نه یغوث را و نه یعوق را و نه نسر را///«و گفتند: «زنهار! خدایان خود را رها مکنید و نه هرگز ود را و نه سواع و نه یغوث و یعوق و نسر را.»» quran_en_fa "They have already misled many; and grant Thou no increase to the wrong-doers but in straying (from their mark)." همانا بسیاری را گمراه کردند. و [پروردگارا!] ستمکاران را جز گمراهی میفزا.///همانا بسیاری را گمراه کردند. و [پروردگارا!] ستمکاران را جز گمراهی میفزا.///بسیارى را گمراه کردند و تو جز بر گمراهى ستمکاران میفزاى.///و تحقیقا بسیارى را گمراه کردند. و [بار خدایا!] ظالمان را جز ضلالت میفزاى///و بسیارى را گمراه کرده‌اند. [بار خدایا،] جز بر گمراهى ستمکاران میفزاى.»///«و بى‌گمان بسیارى را گمراه کردند، پس [پروردگارا!] ستمکاران را جز گمراهى میافزا!»///و آنها بسیاری از خلق را گمراه کردند، و تو ستمکاران را هیچ جز بر ضلالت و عذابشان میفزای.///و بسیاری را بیراه کردند و جز بر بیراهی ستمکاران [مشرک‌] میفزای‌///و آنها گروه بسیاری را گمراه کردند! خداوندا، ظالمان را جز ضلالت میفزا!»///و به درست گمراه کردند بیشی را و نیفزای ستمگران را جز گمراهی‌///«و بسیاری را همواره گمراه کرده‌اند و جز بر گمراهی ستمکاران میفزای.» quran_en_fa Because of their sins they were drowned (in the flood), and were made to enter the Fire (of Punishment): and they found- in lieu of Allah- none to help them. [همه آنان] به سبب گناهانشان غرق شدند و بی درنگ در آتشی درآورده شدند که [از آن] در برابر خدا برای خود یاورانی نیافتند،///[همه آنان] به سبب گناهانشان غرق شدند و بی درنگ در آتشی درآورده شدند که [از آن] در برابر خدا برای خود یاورانی نیافتند،///به کیفر گناهانشان غرقه شدند و به آتش رفتند و جز خدا براى خود یارى نیافتند.///[تا] در اثر گناهانشان غرقه گشتند و در آتش در آورده شدند، پس براى خود، در برابر خدا هیچ یاورى نیافتند/// [تا] به سبب گناهانشان غرقه گشتند و [پس از مرگ‌] در آتشى درآورده شدند و براى خود، در برابر خدا یارانى نیافتند.///آنان به سبب گناهانشان غرق گشتند و بی‌درنگ در آتشى [سوزان در برزخ] داخل شدند، پس براى خود، جز خدا یاورى نیافتند.///آن قوم از کثرت کفر و گناه عاقبت به آب دریا غرق شدند و به آتش دوزخ در افتادند و جز خدا بر خود هیچ یار و یاری نیافتند.///بر اثر گناهانشان بود که به غرق کشیده شدند، سپس به آتشی درآورده شدند و برای خود در برابر خداوند یاوری نیافتند///(آری، سرانجام) همگی بخاطر گناهانشان غرق شدند و در آتش دوزخ وارد گشتند، و جز خدا یاورانی برای خود نیافتند!///پس از گناهانشان غرق شدند پس درآورده شدند آتشی را و نیافتند برای خویش جز از خدا یارانی‌///از (اثر) گناهانشان غرق گشتند، پس (همان جا) داخل آتش شدند، پس برای خودشان از غیر خدا یارانی نیافتند. quran_en_fa And Noah, said: "O my Lord! Leave not of the Unbelievers, a single one on earth! و نوح گفت: پروردگارا! هیچ یک از کافران را بر روی زمین باقی مگذار///و نوح گفت: پروردگارا! هیچ یک از کافران را بر روی زمین باقی مگذار///و نوح گفت: اى پروردگار من، بر روى زمین هیچ یک از کافران را مگذار،///و نوح گفت: پروردگارا! احدى از کافران را بر روى زمین باقى مگذار///و نوح گفت: «پروردگارا، هیچ کس از کافران را بر روى زمین مگذار،///و نوح گفت: «پروردگارا! هیچ یک از کافران را بر زمین باقى مگذار!///و نوح عرض کرد: پروردگارا از این کافران دیاری بر روی زمین باقی مگذار.///و نوح گفت پروردگارا بر روی زمین از کافران دیاری باقی مگذار///نوح گفت: «پروردگارا! هیچ یک از کافران را بر روی زمین باقی مگذار!///و گفت نوح پروردگارا نگذار بر زمین از کافران دیاری‌///و نوح گفت: «پروردگارم! هیچ کس از کافران را بر روی زمین باقی مگذار.» quran_en_fa "For, if Thou dost leave (any of) them, they will but mislead Thy devotees, and they will breed none but wicked ungrateful ones. که اگر آنان را باقی گذاری، بندگانت را گمراه می‌کنند و جز نسلی بدکار و ناسپاس زاد و ولد نمی‌کنند.///که اگر آنان را باقی گذاری، بندگانت را گمراه می‌کنند و جز نسلی بدکار و ناسپاس زاد و ولد نمی‌کنند.///که اگر بگذاریشان، بندگانت را گمراه مى‌کنند و جز فرزندانى فاجر و کافر نیاورند.///که اگر تو آنها را باقى گذارى، بندگانت را گمراه مى‌کنند و جز پلیدکار ناسپاس نمى‌زایند///چرا که اگر تو آنان را باقى گذارى، بندگانت را گمراه مى‌کنند و جز پلیدکار ناسپاس نزایند.///که اگر آنان را باقى گذارى، بندگانت را گمراه مى‌کنند و جز فرزندانى بدکار و ناسپاس نیاورند.///که اگر از آنها هر که را باقی گذاری بندگان (پاک با ایمان) تو را گمراه می‌کنند و فرزندی هم جز بدکار و کافر از آنان به ظهور نمی‌رسد.///چرا که اگر باقیشان گذاری، بندگانت را گمراه کنند و جز فاجر کفران‌پیشه‌ای به بار نیاورند///چرا که اگر آنها را باقی بگذاری، بندگانت را گمراه می‌کنند و جز نسلی فاجر و کافر به وجود نمی‌آورند!///که اگر بگذاریشان گمراه کنند بندگانت را و نزایند جز گنهکار ناسپاسی‌///«بی‌گمان اگر تو آنان را رها کنی، بندگانت را گمراه می‌کنند و جز فاجر بسی کافر نسلی به وجود نیاورند.» quran_en_fa "O my Lord! Forgive me, my parents, all who enter my house in Faith, and (all) believing men and believing women: and to the wrong-doers grant Thou no increase but in perdition!" پروردگارا! مرا و پدر و مادرم را و هر کس که با ایمان به خانه‌ام درآید و همه مردان و زنان با ایمان را بیامرز، و ستمکاران را جز هلاکت میفزای.///پروردگارا! مرا و پدر و مادرم را و هر کس که با ایمان به خانه‌ام درآید و همه مردان و زنان با ایمان را بیامرز، و ستمکاران را جز هلاکت میفزای.///اى پروردگار من، مرا و پدر و مادرم را و هر که را با ایمان به خانه من وارد شود و نیز مردان مؤمن و زنان مؤمن را بیامرز و ستمکاران را جز به هلاکتشان میفزاى.///پروردگارا! بر من و بر پدر و مادرم و هر کس که با ایمان به خانه من در آید و بر مردان و زنان با ایمان ببخشاى و ظالمان را جز هلاکت و تباهى میفزاى///پروردگارا، بر من و پدر و مادرم و هر مؤمنى که در سرایم درآید، و بر مردان و زنان با ایمان ببخشاى، و جز بر هلاکت ستمگران میفزاى.»///پروردگارا! مرا و پدر و مادرم را و هر کس را که با ایمان به خانه‌ام وارد شود و همه‌ی مردان و زنان باایمان را بیامرز! و ستمکاران را جز نابودی نیافزا!»///بار الها، مرا و پدر و مادر من و هر که با ایمان به خانه (یا به کشتی) من داخل شود و همه مردان و زنان با ایمان عالم را ببخش و بیامرز و ستمکاران را جز بر هلاک و عذابشان میفزای.///پروردگارا مرا و پدر و مادرم را و هر کس را که مؤمن به خانه من درآید و نیز مردان مؤمن و زنان مؤمن را بیامرز، و جز بر تباهی ستمکاران [مشرک‌] میفزای‌///پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم و تمام کسانی را که با ایمان وارد خانه من شدند، و جمیع مردان و زنان باایمان را بیامرز؛ و ظالمان را جز هلاکت میفزا!»///پروردگارا بیامرز مرا و پدر و مادرم را و آن را که به خانه‌ام درآید مؤمن و مردان مؤمن و زنان مؤمنه را و نیفزای ستمگران را مگر تباهی‌///«پروردگارم! برای من و پدر و مادرم و برای هر که در سرایم به حالت ایمان درآمد و برای (کل) مردان و زنان باایمان بپوشان و جز بر هلاکت ستمکاران میفزای.» quran_en_fa Say: It has been revealed to me that a company of Jinns listened (to the Qur'an). They said, 'We have really heard a wonderful Recital! بگو: به من وحی شده که گروهی از جن [به قرآن] گوش دادند و گفتند: همانا ما قرآن شگفت آوری شنیدیم،///بگو: به من وحی شده که گروهی از جن [به قرآن] گوش دادند و گفتند: همانا ما قرآن شگفت آوری شنیدیم،///بگو: به من وحى شده است که گروهى از جن گوش فرا دادند، و گفتند که ما قرآنى شگفت شنیدیم؛///بگو: به من وحى شده است که تنى چند از جنیان [به وحى آسمانى‌] گوش فرا داشتند و گفتند: به راستى ما قرآنى شگفت‌آور شنیدیم///بگو: «به من وحى شده است که تنى چند از جنیان گوش فرا داشتند و گفتند: راستى ما قرآنى شگفت‌آور شنیدیم.///بگو: «بر من وحى شده است که گروهى از جن [به قرآن] گوش دادند. پس گفتند:» «ما قرآنى شگفت شنیدیم.///(ای رسول ما) بگو: مرا وحی رسیده که گروهی از جنیان (آیات قرآن را هنگام قرائت من) استماع کرده‌اند و پس از شنیدن گفته‌اند که ما از قرآن آیات عجیبی شنیدیم.///بگو به من وحی فرستاده شده است که گروهی از جن گوش [به قرآن‌] سپردند، سپس گفتند ما قرآنی شگرف را شنیده‌ایم‌///بگو: به من وحی شده است که جمعی از جن به سخنانم گوش فراداده‌اند، سپس گفته‌اند: «ما قرآن عجیبی شنیده‌ایم …///بگو وحی شد بسویم که گوش فراداشتند تنی چند از جن (پریان) پس گفتند همانا ما شنیدیم قرآنی شگفت را///بگو: «به من وحی شده است که به‌راستی تنی چند از جنیان گوش فرا داشتند. پس گفتند: به‌درستی ما قرآنی شگفت‌آور را شنیدیم،» quran_en_fa 'It gives guidance to the Right, and we have believed therein: we shall not join (in worship) any (gods) with our Lord. که به سوی راه راست هدایت می‌کند، پس به آن ایمان آوردیم و هرگز احدی را شریک پروردگارمان قرار نخواهیم داد،///که به سوی راه راست هدایت می‌کند، پس به آن ایمان آوردیم و هرگز احدی را شریک پروردگارمان قرار نخواهیم داد،///به راه راست هدایت مى‌کند. پس ما بدان ایمان آوردیم و هرگز کسى را شریک پروردگارمان نمى‌سازیم.///که به راه راست هدایت مى‌کند پس به آن ایمان آوردیم، و هرگز کسى را شریک پروردگارمان قرار نخواهیم داد/// [که‌] به راه راست هدایت مى‌کند. پس به آن ایمان آوردیم و هرگز کسى را شریک پروردگارمان قرار نخواهیم داد.///که به سوى رشد هدایت مى‌کند. پس به آن ایمان آوردیم و هرگز احدى را شریک پروردگارمان قرار نمى‌دهیم.///که به راه خیر و صلاح هدایت می‌کند، بدین سبب ما به آن ایمان آورده و دیگر هرگز به خدای خود مشرک نخواهیم شد.///که به راستی راه می‌نماید، آنگاه به آن ایمان آوردیم، و هرگز برای پروردگارمان کسی را شریک نمی‌آوریم‌///که به راه راست هدایت می‌کند، پس ما به آن ایمان آورده‌ایم و هرگز کسی را شریک پروردگارمان قرارنمی‌دهیم!///که رهبری می‌کرد بسوی راستی (خردمندی) پس ایمان آوردیم بدان و هرگز شرک نورزیم به پروردگار خویش کسی را///«(که) به راه راست هدایت می‌کند، پس به آن ایمان آوردیم و هرگز احدی را شریک پروردگارمان قرار نخواهیم داد.» quran_en_fa 'And Exalted is the Majesty of our Lord: He has taken neither a wife nor a son. و [این حقایق را اعتراف و اقرار می‌کنیم:] اینکه برتر و بلند است عظمت پروردگارمان، و او هرگز برای خود همسری و فرزندی نگرفته است،///و [این حقایق را اعتراف و اقرار می‌کنیم:] اینکه برتر و بلند است عظمت پروردگارمان، و او هرگز برای خود همسری و فرزندی نگرفته است،///عظمت پروردگار ما متعالى است. نه همسرى گیرد و نه فرزندى دارد.///و این که شأن و عظمت پروردگار ما بلند است، نه همسرى گرفته و نه فرزندى///و اینکه او، پروردگار والاى ما، همسر و فرزندى اختیار نکرده است.///و [ایمان آوردیم به] این که برتر و بلند است عظمت پروردگارمان، نه همسرى گرفته و نه فرزندى.///و همانا بسیار بلند مرتبه است شأن و اقتدار پروردگار ما، او همجفت و فرزندی هرگز نگرفته (و از این آلایشهای جسمانی پاک و مبرا) است.///و حقا که بلند است شان پروردگار ما، نه همسری برگزیده است، و نه فرزندی‌///و اینکه بلند است مقام باعظمت پروردگار ما، و او هرگز برای خود همسر و فرزندی انتخاب نکرده است!///و آنکه برتر شد پایه پروردگار ما که نگرفت همسری و نه فرزندی را///«و اینکه پروردگار بسی والاست، (و) همسر و فرزندی اختیار نکرده است.» quran_en_fa 'There were some foolish ones among us, who used to utter extravagant lies against Allah; و اینکه سبک مغز و نادان ما همواره درباره خدا سخنی دور از حق می‌گفت [که او دارای همسر و فرزند است!]///و اینکه سبک مغز و نادان ما همواره درباره خدا سخنی دور از حق می‌گفت [که او دارای همسر و فرزند است!]///و سفیه ما در باره خدا سخنانى به ناحق مى‌گفت.///و این که کم خرد ما، در باره‌ى خدا پریشان مى‌گفت و دروغ مى‌بست///و [شگفت‌] آنکه کم خرد ما، در باره خدا سخنانى یاوه مى‌سراید.///و سفیهان ما درباره‌ی خداوند سخنى ناحق مى‌گفتند. [که او همسر و فرزند دارد.]///و البته سفیهان و بی‌خردان ما به خدا دروغ می‌بستند (که به او فرزندی مسیح و عزیر و فرشتگان را نسبت دادند).///و نادان ما بود که در حق خداوند، پریشان می‌گفت‌///و اینکه سفیه ما (ابلیس) درباره خداوند سخنان ناروا می‌گفت!///و آنکه بود می‌گفت کم‌خرد ما بر خدا یاوه (بیهده) را///«و اینکه بی‌گمان کم‌‌خردمان، درباره‌ی خدا سخنانی یاوه و پراکنده می‌سراییده است.» quran_en_fa 'But we do think that no man or spirit should say aught that untrue against Allah. و اینکه گمان می‌کردیم، هرگز انس و جن بر خدا دروغ نمی‌بندند،///و اینکه گمان می‌کردیم، هرگز انس و جن بر خدا دروغ نمی‌بندند،///و ما مى‌پنداشتیم که آدمى و جن در باره خدا دروغ نمى‌گویند.///و ما پنداشته بودیم که انس و جن هرگز بر خدا دروغ نمى‌بندند///و ما پنداشته بودیم که انس و جن هرگز به خدا دروغ نمى‌بندند.///و ما گمان مى‌کردیم که هرگز جن و آدمی بر خداوند دروغ نمى‌بندند.///و ما چنین می‌پنداشتیم که هرگز هیچ قومی از جن و انس بر خدای متعال دروغ و افترا نخواهد گفت.///و ما چنین می‌پنداشتیم که انس و جن هرگز بر خداوند دروغ نمی‌بندند///و اینکه ما گمان می‌کردیم که انس و جن هرگز بر خدا دروغ نمی‌بندند!///و آنکه ما پنداشتیم هرگز نگویند آدمی و پری بر خدا دروغی را///و اینکه ما بسی پنداشتیم که انس و جن هرگز بر خدا دروغی نمی‌بندند.» quran_en_fa 'True, there were persons among mankind who took shelter with persons among the Jinns, but they increased them in folly. و اینکه مردانی از آدمیان به مردانی از جن پناه می‌بردند، پس [مردان جن] بر طغیان و تباهی آنان افزودند،///و اینکه مردانی از آدمیان به مردانی از جن پناه می‌بردند، پس [مردان جن] بر طغیان و تباهی آنان افزودند،///و نیز مردانى بودند از آدمیان که به مردانى از جن پناه مى‌بردند و بر طغیانشان مى‌افزودند.///و مردانى از آدمیان به مردانى از جن پناه مى‌بردند و بر سرکشى آنها مى‌افزودند///و مردانى از آدمیان به مردانى از جن پناه مى‌بردند و بر سرکشى آنها مى‌افزودند.///و مردانى از آدمیان به مردانى از جن پناه می‌بردند، پس [مردان جن] بر طغیان و تباهى‌شان افزودند.///و همانا مردانی از نوع بشر به مردانی از گروه جن پناه می‌بردند (و خود را در بیابانها به جنیان می‌سپردند) و جنیان بر غرور و جهل آنها سخت می‌افزودند (آیه چنین تفسیر شده که زمان جاهلیت عرب در بیابان پناه به بزرگ جنیان آنجا می‌برد تا ایمن باشد آن‌گاه آسوده می‌خفت و مال و جانش به خطر می‌افتاد).///و چنین بود که مردانی از انسانها به مردانی از جنیان پناه می‌بردند، و بر سرکشی آنان می‌افزودند///و اینکه مردانی از بشر به مردانی از جن پناه می‌بردند، و آنها سبب افزایش گمراهی و طغیانشان می‌شدند!///و آنکه بودند مردانی از آدمیان پناه می‌بردند به مردانی از پریان پس بیفزودندشان گناه‌///«و اینکه مردانی از آدمیان به مردانی از جنیان بسی پناه می‌برده‌اند، پس قاهرانه (در گمراهیشان) افزودند.» quran_en_fa 'And they (came to) think as ye thought, that Allah would not raise up any one (to Judgment). و مردانی از انس پنداشتند چنان که شما [جنیان] پنداشتید که خدا هرگز کسی را [به نبوت] برنمی انگیزد!///و مردانی از انس پنداشتند چنان که شما [جنیان] پنداشتید که خدا هرگز کسی را [به نبوت] برنمی انگیزد!///همچنان که شما مى‌پنداشتید آنها هم مى‌پنداشتند که خدا هیچ کس را دوباره زنده نمى‌سازد.///و آنها (انسان‌ها) نیز آن گونه که شما پنداشته‌اید، گمان بردند که خدا هرگز کسى را [به پیامبرى‌] مبعوث نمى‌کند///و آنها [نیز] آن گونه که [شما] پنداشته‌اید، گمان بردند که خدا هرگز کسى را زنده نخواهد گردانید.///و آن آدمیان پنداشتند که خدا هرگز کسى را [به پیامبری] برنمی‌انگیزد، چنان که شما [جنیان] پنداشتید.///و آنها هم مانند شما (آدمیان گروهی کافر شده و) گمان کردند که خدا احدی را (به قیامت) زنده نخواهد کرد.///و آنان نیز می‌پنداشتند همچنانکه شما می‌پندارید که خداوند هرگز کسی را [به حشر یا پیامبری‌] بر نمی‌انگیزد///و اینکه آنها گمان کردند -همان‌گونه که شما گمان می‌کردید- که خداوند هرگز کسی را (به نبوت) مبعوث نمی‌کند!///و آنکه آنان پنداشتند چنانکه پنداشتید که هرگز برنیانگیزد خدا کسی را///«و اینکه آنان (نیز) آن‌گونه که (شما) پنداشته‌اید، همواره گمان بردند که خدا هرگز کسی را زنده نخواهد گردانید.» quran_en_fa 'And we pried into the secrets of heaven; but we found it filled with stern guards and flaming fires. و اینکه [برای کسب خبر] به آسمان نزدیک شدیم، پس آن را پر از نگهبانان نیرومند و تیرهای شهاب یافتیم،///و اینکه [برای کسب خبر] به آسمان نزدیک شدیم، پس آن را پر از نگهبانان نیرومند و تیرهای شهاب یافتیم،///ما به آسمان رسیدیم و آن را پر از نگهبانان قدرتمند و شهابها یافتیم.///و این که ما به آسمان دست یافتیم و آن را پر از نگهبانان قدرتمند (فرشتگان) و تیرهاى شهاب یافتیم///و ما بر آسمان دست یافتیم و آن را پر از نگهبانان توانا و تیرهاى شهاب یافتیم.///و ما [براى یافتن خبر،] به آسمان‌ها نزدیک شدیم، پس آنجا را پر از نگهبانان نیرومند و شهاب‌ها یافتیم.///و جنیان گفتند ما به آسمان بر شدیم (تا اسرار وحی را استراق کنیم) لیکن یافتیم که آنجا فرشته نگهبان با قدرت و تیر شهاب آتشبار فراوان است.///و ما در آسمان جستیم و آن را سرشار از نگهبانان نیرومند و شهابها یافتیم‌///و اینکه ما آسمان را جستجو کردیم و همه را پر از محافظان قوی و تیرهای شهاب یافتیم!///و آنکه ما آسمان را سودیم پس یافتیمش پر شده است نگهبانانی سرسخت و شهابهائی‌///«و اینکه ما بی‌گمان بر آسمان دست یافتیم، پس آن را پر شده از نگهبانان و پاسداران توانا و نیزه‌های آتشین یافتیم.» quran_en_fa 'We used, indeed, to sit there in (hidden) stations, to (steal) a hearing; but any who listen now will find a flaming fire watching him in ambush. و اینکه ما در آسمان برای شنیدن [خبرهای ملکوتی و سخنان فرشتگان] در نشست گاه هایی می‌نشستیم، ولی اکنون هر که بخواهد استراق سمع کند، شهابی را در کمین خود می‌یابد!///و اینکه ما در آسمان برای شنیدن [خبرهای ملکوتی و سخنان فرشتگان] در نشست گاه هایی می‌نشستیم، ولی اکنون هر که بخواهد استراق سمع کند، شهابی را در کمین خود می‌یابد!///ما در آنجایها که مى‌توان گوش فرا داد مى‌نشستیم. اما هر که اکنون گوش نشیند، شهابى را در کمین خود یابد.///و این که ما [سابقا] از آسمان در محل‌هایى براى شنیدن [اخبار آسمانى‌] مى‌نشستیم، اما اکنون هر که بخواهد به گوش باشد، تیر شهابى در کمین خود مى‌یابد///و در [آسمان‌] براى شنیدن، به کمین مى‌نشستیم، [اما] اکنون هر که بخواهد به گوش باشد، تیر شهابى در کمین خود مى‌یابد.///و ما پیش‌تر براى شنیدن [خبرهاى عالم بالا و سخنان فرشتگان] در مراکزى از آسمان مى‌نشستیم؛ ولى اکنون هر که بخواهد دزدیده گوش کند، شهابى را در کمین خود مى‌یابد.///و ما (پیش از نزول قرآن) در کمین شنیدن سخنان آسمانی و اسرار وحی می‌نشستیم اما اینک هر که (از اسرار وحی الهی) سخنی بخواهد شنید تیر شهاب در کمینگاه اوست.///و ما خود در نشستنگاههایی برای [دزدیده‌] شنیدن از آن می‌نشستیم، اما اکنون هر کس گوش بسپارد، شهابی در کمین خود یابد///و اینکه ما پیش از این به استراق سمع در آسمانها می‌نشستیم؛ اما اکنون هر کس بخواهد استراق سمع کند، شهابی را در کمین خود می‌یابد!///و آنکه ما بودیم می‌نشستیم از ایشان نشستگاه‌هائی برای شنیدن پس هر کس گوش فرادارد اکنون بیابد برای خویش شهابی را به کمین‌///«و اینکه، به‌راستی (در آسمان) برای شنیدن، همواره در جایگاه‌هایی (به کمین) می‌نشسته‌ایم، پس اکنون هر که بخواهد به گوش باشد، (تیر) شهابی در کمین خود می‌یابد.» quran_en_fa 'And we understand not whether ill is intended to those on earth, or whether their Lord (really) intends to guide them to right conduct. و اینکه ما نمی‌دانیم آیا درباره کسانی که در زمین هستند گزند و شری خواسته شده یا پروردگارشان برای آنان هدایت خواسته است؟///و اینکه ما نمی‌دانیم آیا درباره کسانی که در زمین هستند گزند و شری خواسته شده یا پروردگارشان برای آنان هدایت خواسته است؟///از این روى نمى‌دانیم که آیا براى کسانى که در روى زمین هستند بدى مقدر مى‌شود، یا پروردگارشان مى‌خواهد به راه راستشان ببرد.///و ما [درست‌] نمى‌دانیم که آیا براى ساکنان زمین شرى اراده شده یا پروردگارشان براى آنها هدایتى خواسته است///و ما [درست‌] نمى‌دانیم که آیا براى کسانى که در زمینند بدى خواسته شده یا پروردگارشان برایشان هدایت خواسته است؟///و ما نمى‌دانیم آیا براى کسانى که در زمین هستند، شرى خواسته شده، یا پروردگارشان برای آنها رهیابى [به نیکى و راه راست‌] را اراده کرده است؟///و ما هنوز نمی‌دانیم که آیا عاقبت برای مردم زمین (با این مذاهب و اعمال مختلف که دارند) شر و فساد خواسته‌اند یا که خدای آنها بر هدایت آنان رشد و خیر و صلاح آنها را منظور دارد؟///و ما خود نمی‌دانیم که در حق زمینیان شر خواسته شده است، یا پروردگارشان در حق آنان رهیافت خواسته است‌///و اینکه (با این اوضاع) ما نمی‌دانیم آیا اراده شری درباره اهل زمین شده یا پروردگارشان خواسته است آنان را هدایت کند؟!///و آنکه ما ندانیم آیا بدی خواسته شده است با آنان که در زمینند یا خواسته است با ایشان پروردگارشان نیکی را///«و اینکه ما به درستی نمی‌دانیم آیا برای کسانی که در زمینند، بدی خواسته شده یا پروردگارشان برایشان رشد و نموی خواسته است‌؟» quran_en_fa 'There are among us some that are righteous, and some the contrary: we follow divergent paths. واینکه از ما برخی شایسته وبرخی غیر شایسته‌اند، [و] ما بر مذاهب گوناگون ومتفاوتی هستیم،///واینکه از ما برخی شایسته وبرخی غیر شایسته‌اند، [و] ما بر مذاهب گوناگون ومتفاوتی هستیم،///برخى از ما صالحند و برخى جز آن، و ما فرقه‌هایى گوناگونیم.///و این که از میان ما برخى صالحند و برخى غیر آن، ما گروههایى در راههاى گوناگونى بودیم///و از میان ما برخى درستکارند و برخى غیر آن، و ما فرقه‌هایى گوناگونیم.///و برخى از ما افراد شایسته‌اى هستند و برخى غیر از آن. ما فرقه‌هایى گوناگونیم.///و همانا برخی از ما صالح و نیکوکار هستیم و برخی بر خلاف آن، عقیده و اعمال ما هم بسیار متفرق و مختلف است.///و از میان ما هم صالحان هست و هم از میان ما جز این، ما [روندگان‌] راههای گوناگونیم‌///و اینکه در میان ما، افرادی صالح و افرادی غیر صالحند؛ و ما گروه‌های متفاوتی هستیم!///و آنکه از ما شایستگانند و از ما کمتر از آن بوده‌ایم گروه‌هائی گوناگون‌///«و اینکه به‌راستی از میان ما برخی شایستگانند و برخی دونشان [: ناشایستگان]. ما فرقه‌هایی جدای از یکدیگر بوده‌ایم.» quran_en_fa 'But we think that we can by no means frustrate Allah throughout the earth, nor can we frustrate Him by flight. و اینکه ما یقین داریم که هرگز نمی‌توانیم خدا را در زمین عاجز و درمانده کنیم و هرگز نمی‌توانیم [با گریختن و فرار] از دسترس قدرت او بیرون رویم،///و اینکه ما یقین داریم که هرگز نمی‌توانیم خدا را در زمین عاجز و درمانده کنیم و هرگز نمی‌توانیم [با گریختن و فرار] از دسترس قدرت او بیرون رویم،///ما مى‌دانیم که خدا را در زمین ناتوان نمى‌کنیم و با گریختن نیز ناتوانش نسازیم.///و ما اعتقاد داریم که هرگز نمى‌توانیم خدا را در زمین عاجز کنیم و هرگز نمى‌توانیم با گریختن، او را عاجز کنیم///و ما مى‌دانیم که هرگز نمى‌توانیم در زمین خداى را به ستوه آوریم، و هرگز او را با گریز [خود] درمانده نتوانیم کرد///و ما مى‌دانیم که هرگز نمى‌توانیم خدا را در زمین درمانده کنیم و هرگز نمى‌توانیم از دسترس قدرت او بیرون برویم.///و ما چنین دانسته‌ایم که هرگز در زمین بر قدرت خدا غلبه و از محیط اقتدارش فرار نتوانیم کرد.///و ما یقین داشتیم که هرگز در زمین از خداوند گزیر و گریزی نداریم‌///و اینکه ما یقین داریم هرگز نمی‌توانیم بر اراده خداوند در زمین غالب شویم و نمی‌توانیم از (پنجه قدرت) او بگریزیم!///و آنکه ما دانستیم که هرگز به عجز نیاریم خدا را در زمین و هرگز به عجزش نیاریم به گریختن‌///«و اینکه ما گمان شایسته‌ای داشتیم که هرگز نمی‌توانیم در زمین خدای را به ستوه آوریم و هرگز او را با گریز (مان) درمانده نتوانیم کرد.» quran_en_fa 'And as for us, since we have listened to the Guidance, we have accepted it: and any who believes in his Lord has no fear, either of a short (account) or of any injustice. و اینکه چون هدایت قرآن را شنیدیم به آن ایمان آوردیم؛ زیرا کسی که به پروردگارش ایمان آورد نه از کاسته شدن ثواب می‌ترسد و نه از اینکه عذاب و سختی و مشقت و رنج او را احاطه کند،///و اینکه چون هدایت قرآن را شنیدیم به آن ایمان آوردیم؛ زیرا کسی که به پروردگارش ایمان آورد نه از کاسته شدن ثواب می‌ترسد و نه از اینکه عذاب و سختی و مشقت و رنج او را احاطه کند،///و چون سخن هدایت شنیدیم، بدان ایمان آوردیم. و هر که به پروردگارش ایمان آورد نه از نقصان مى‌ترسد و نه از ستم.///و ما همین که هدایت [قرآن‌] را شنیدیم بدان گرویدیم پس هر که به پروردگار خود ایمان آورد، نه از نقصان [پاداش خود] مى‌ترسد و نه از ستمى///و ما چون هدایت را شنیدیم بدان گرویدیم؛ پس کسى که به پروردگار خود ایمان آورد، از کمى [پاداش‌] و سختى بیم ندارد.///و چون هدایت [قرآن] را شنیدیم، به آن ایمان آوردیم. پس هر کس به پروردگارش ایمان آورد، از هیچ کاستى و ستمى نمى‌ترسد.///و ما چون به سخنان هدایت (یعنی آیات قرآن) گوش فرا دادیم (برخی) ایمان آوردیم و هر که به خدای خود ایمان آورد دیگر از نقصان خیر و ثواب و از احاطه رنج و عذاب بر خود هیچ نترسد.///و ما چون [پیام‌] هدایت را شنیدیم، به آن ایمان آوردیم، پس هر کس به پروردگارش ایمان آورد، نه از نقصانی بیم داشته باشد، و نه از ستمی‌///و اینکه ما هنگامی که هدایت قرآن را شنیدیم به آن ایمان آوردیم؛ و هر کس به پروردگارش ایمان بیاورد، نه از نقصان می‌ترسد و نه از ظلم!///و آنکه ما گاهی که شنیدیم راهنمائی را ایمان آوردیم بدان پس هر که ایمان آورد به پروردگار خویش نترسد کاهش و نه ستمی را///«و اینکه ما چون هدایت را شنیدیم، به د‌رستی بدان گرویدیم. پس هر کس که به پروردگار خود ایمان آورد، از هیچ‌گونه کاستی ستمگرانه و نه در برگیری قاهرانه، بیم نداریم.» quran_en_fa 'Amongst us are some that submit their wills (to Allah), and some that swerve from justice. Now those who submit their wills - they have sought out (the path) of right conduct: و اینکه گروهی از ما تسلیم [فرمان‌ها و احکام] خدایند، و برخی منحرف اند، پس کسانی که تسلیم شدند در صدد یافتن حقیقت و راه مستقیم اند،///و اینکه گروهی از ما تسلیم [فرمان‌ها و احکام] خدایند، و برخی منحرف اند، پس کسانی که تسلیم شدند در صدد یافتن حقیقت و راه مستقیم اند،///و بعضى از ما مسلمانند و بعضى از حق دور. و آنان که اسلام آورده‌اند در جست و جوى راه راست بوده‌اند.///و از میان ما برخى تسلیم [امر خدا] و برخى منحرفند پس هر که تسلیم خدا گردد، آنهایند که راه رشد را در پیش گرفته‌اند///و از میان ما برخى فرمانبردار و برخى از ما منحرفند: پس کسانى که به فرمانند، آنان در جستجوى راه درستند،///و برخى از ما اهل تسلیم و بعضى، منحرفند. پس کسانى که تسلیم شدند، آنانند که راه رشد و هدایت را می‌جویند.///و از ما جنیان هم بعضی مسلمان و بی‌آزار و برخی کافر و ستمکارند، و آنان که اسلام آوردند راستی به راه رشد و صواب شتافتند.///و جمعی از میان ما مسلمان است، و جمعی کژراه، پس کسانی که اسلام آورند، آنانند که هدایت جسته‌اند///و اینکه گروهی از ما مسلمان و گروهی ظالمند؛ هر کس اسلام را اختیار کند راه راست را برگزیده است،///و آنکه از ما مسلمانانند و از ما کجروان پس آنکو اسلام آورد آنانند که در پی بوده‌اند راستی و درستی را///«و اینکه برخی از ما بی‌گمان مسلمان و برخی (هم) نامسلمانند. پس هر کس تسلیم (خدا) شد آنان در جستجوی راهی راهوار بوده‌اند.» quran_en_fa 'But those who swerve,- they are (but) fuel for Hell-fire'- ولی منحرفان هیزم دوزخ اند،///ولی منحرفان هیزم دوزخ اند،///اما آنان که از حق دورند هیزم جهنم خواهند بود.///ولى منحرفان، هیزم جهنم خواهند بود///ولى منحرفان، هیزم جهنم خواهند بود.»///ولى منحرفان، هیزم دوزخند.»///و اما ستمکاران ما هیزم بر آتش جهنم گردیدند.///و اما کژراهان همانا هیزم جهنمند///و اما ظالمان آتشگیره و هیزم دوزخند!///و اما کجروان پس بوده‌اند دوزخ را هیزم‌///و اما بخش‌کنندگان (میان خدا و آفریدگان)، پس هیزم جهنم بوده‌اند. quran_en_fa (And Allah's Message is): "If they (the Pagans) had (only) remained on the (right) Way, We should certainly have bestowed on them Rain in abundance. و اگر [انس و جن] بر طریقه حق پایداری کنند حتما آنان را از آب فراوانی سیراب خواهیم کرد،///و اگر [انس و جن] بر طریقه حق پایداری کنند حتما آنان را از آب فراوانی سیراب خواهیم کرد،///و اگر بر طریقه راست پایدارى کنند، از آبى فراوان سیرابشان کنیم.///و اگر [جن و انس‌] در راه درست پایدارى کنند، قطعا آبى گوارا بدیشان مى‌نوشانیم [و روزى فراوان به آنان مى‌دهیم‌]///و اگر [مردم‌] در راه درست، پایدارى ورزند، قطعا آب گوارایى بدیشان نوشانیم.///و اگر [انسان‌ها و جنیان] بر راه [حق] پایدارى کنند، آنان را با آبى فراوان سیراب مى‌کنیم،///و اگر بر طریقه (اسلام و ایمان) پایدار بودند آب (علم و رحمت و رزق) فراوان نصیبشان البته می‌گردانیدیم.///و اگر در شیوه‌ [ی ناصواب‌] پایداری ورزند [از روی استدراج‌] آنان را آب [و امکانات‌] فراوان ارزانی می‌داریم‌///و اینکه اگر آنها [= جن و انس‌] در راه (ایمان) استقامت ورزند، با آب فراوان سیرابشان می‌کنیم!///و آنکه اگر پایدار می‌شدند بر روش هر آینه می‌نوشانیدیمشان آبی فراوان‌///و اینکه اگر بر راه (خدا) پایداری کنند، همواره آنان را آبی بسیار گوارا بنوشانیم. quran_en_fa "That We might try them by that (means). But if any turns away from the remembrance of his Lord, He will cause him to undergo a severe Penalty. تا آنان را در زمینه فراوانی نعمت بیازماییم و کسی که از یاد پروردگارش روی برگرداند، او را در عذابی بسیار سخت و روز افزون درخواهد آورد،///تا آنان را در زمینه فراوانی نعمت بیازماییم و کسی که از یاد پروردگارش روی برگرداند، او را در عذابی بسیار سخت و روز افزون درخواهد آورد،///تا آنها را بیازماییم. و هر که از ذکر پروردگارش اعراض کند او را به عذابى دشوار دراندازد.///تا آنها را در این [نعمت فراوان‌] بیازماییم. و هر کس از یاد پروردگار خود روى بگرداند، وى را در عذابى روز افزون بکشاند///تا در این باره آنان را بیازماییم، و هر کس از یاد پروردگار خود دل بگرداند، وى را در قید عذابى [روز] افزون درآورد.///تا آنان را در آن [رفاه و آسایش] بیازماییم و هر کس از یاد پرورگارش روی برگرداند، [خداوند] او را به عذابى سخت و فزاینده گرفتار مى‌سازد.///تا به آن نعمت آنها را امتحان و آزمایش کنیم، و هر که از یاد خدای خود اعراض کند خدا او را به عذابی بسیار سخت درآورد.///تا سرانجام در آن بیازماییمشان، و هر کس از یاد پروردگارش دل بگرداند، او را به عذابی سهمگین بکشاند///هدف این است که ما آنها را با این نعمت فراوان بیازماییم؛ و هر کس از یاد پروردگارش روی گرداند، او را به عذاب شدید و فزاینده‌ای گرفتار می‌سازد!///تا بیازماییمشان در آن و آنکو روی برتابد از یاد پروردگار خویش ببردش در عذابی سخت‌///تا در این‌باره آنان را آزمایشی آتشین بنماییم و هرکس از یاد پروردگارش روی گرداند وی را در قید عذابی بسی بالا و بلند فرو می‌نهد. quran_en_fa "And the places of worship are for Allah (alone): So invoke not any one along with Allah; و مساجد ویژه خداست، پس هیچ کس را با خدا مپرستید،///و مساجد ویژه خداست، پس هیچ کس را با خدا مپرستید،///و مسجدها از آن خداست. و با وجود خداى یکتا کسى را به خدایى مخوانید.///و این که مساجد ویژه‌ى خداست، پس هیچ کس را با خدا نخوانید///و مساجد ویژه خداست، پس هیچ کس را با خدا مخوانید.///«و مساجد ویژه‌ى خداست، پس با خداوند هیچ کس را مخوانید!»///و مساجد مخصوص (پرستش ذات یکتای) خداست پس نباید با خدا احدی غیر او را پرستش کنید.///و همه مسجدها خاص خداوند است، پس در جنب خداوند هیچ کس را [به پرستش‌] مخوان‌///و اینکه مساجد از آن خداست، پس هیچ کس را با خدا نخوانید!///و آنکه سجده‌گاه‌ها از آن خدا است پس نخوانید با خدا کسی را///و اینکه مساجد، به‌راستی ویژه‌ی خداست. پس هیچ کس را با خدا مخوانید. quran_en_fa "Yet when the Devotee of Allah stands forth to invoke Him, they just make round him a dense crowd." و اینکه هنگامی که بنده خدا [محمد] برمی خاست تا خدا را عبادت کند [از جنیان به اندازه‌ای به سویش هجوم می‌بردند که] نزدیک بود جمعیت انبوه و متراکمی بر سر او بریزد،///و اینکه هنگامی که بنده خدا [محمد] برمی خاست تا خدا را عبادت کند [از جنیان به اندازه‌ای به سویش هجوم می‌بردند که] نزدیک بود جمعیت انبوه و متراکمی بر سر او بریزد،///چون بنده خدا براى پرستش او بر پاى ایستاد، گرد او را گرفتند.///و این که چون بنده‌ى خدا [پیامبر به عبادت‌] برخاست تا او را بخواند، نزدیک بود که [به ازدحام‌] بر سر او فرو افتند///و همین که «بنده خدا» برخاست تا او را بخواند، چیزى نمانده بود که بر سر وى فرو افتند.///و چون [محمد] بنده‌ی خدا [به عبادت] مى‌ایستاد و او را مى‌خواند، گروهى انبوه نزدیک بود بر سر او بریزند.///و چون بنده خاص خدا (محمد صلی الله علیه و آله و سلم) قیام کرد و خدا را می‌خواند طایفه جنیان (برای استماع قرآن) چنان گرد او ازدحام کردند که نزدیک بود بر سر هم فرو ریزند.///و چنین بود که چون بنده خدا [محمد -ص-] او را به نیایش می‌خواند، نزدیکشان بود که بر سر او بریزند///و اینکه هنگامی که بنده خدا [= محمد (ص)] به عبادت برمی‌خاست و او را می‌خواند، گروهی پیرامون او بشدت ازدحام می‌کردند!»///و آنکه هنگامی که بپای خاست بنده خدا تا بخواندش نزدیک بود بشوند بر او انبوه‌هایی‌///و اینکه چون بنده‌ی خدا به‌راستی، برخاست، حال آنکه خدا را می‌خواند، چیزی نمانده بود که بر سر و رویش فرو افتند. quran_en_fa Say: "I do no more than invoke my Lord, and I join not with Him any (false god)." بگو: من فقط پروردگارم را می‌پرستم، و هیچ کس را شریک او قرار نمی‌دهم.///بگو: من فقط پروردگارم را می‌پرستم، و هیچ کس را شریک او قرار نمی‌دهم.///بگو: تنها پروردگارم را مى‌خوانم و هیچ کس را شریک او نمى‌سازم.///بگو: تنها پروردگار خود را مى‌خوانم و کسى را شریک او نمى‌کنم///بگو: «من تنها پروردگار خود را مى‌خوانم و کسى را با او شریک نمى‌گردانم.»///بگو: من فقط پروردگارم را مى‌خوانم و هیچ کس را شریک او نمى‌گیرم.»///بگو: من تنها خدای خود را می‌پرستم و هرگز احدی را با او شریک نمی‌گردانم.///بگو فقط پروردگارم را به نیایش می‌خوانم و هیچ کس را شریک او نمی‌شمارم‌///بگو: «من تنها پروردگارم را می‌خوانم و هیچ کس را شریک او قرار نمی‌دهم!»///بگو جز این نیست که خوانم پروردگار خویش را و شرک نورزم بدو کسی را///بگو: «من تنها پروردگار خود را می‌خوانم و احدی را با او شریک نمی‌گردانم.» quran_en_fa Say: "It is not in my power to cause you harm, or to bring you to right conduct." بگو: من اختیار زیان و هدایتی را برای شما ندارم.///بگو: من اختیار زیان و هدایتی را برای شما ندارم.///بگو: من نمى‌توانم به شما زیانى برسانم یا شما را به صلاح آورم.///بگو: بى‌تردید من [از جانب خودم‌] براى شما اختیار هیچ زیانى و هیچ رشد و هدایتى را ندارم///بگو: «من براى شما اختیار زیان و هدایتى را ندارم.»///بگو: «من مالک هیچ سود و زیانى براى شما نیستم.»///و باز بگو: من مالک و قادر بر خیر و شر شما نیستم.///بگو من نه صاحب اختیار زیانی برای شما هستم، نه سامانی‌///بگو: «من مالک زیان و هدایتی برای شما نیستم!»///بگو همانا من ندارم برای شما زیان و نه سودی را///بگو: «من هرگز برای شما مالک هیچ زیان و سودی نیستم.» quran_en_fa Say: "No one can deliver me from Allah (If I were to disobey Him), nor should I find refuge except in Him, بگو: [اگر از او نافرمانی کنم] هرگز کسی در برابر [عذاب] خدا مرا پناه نمی‌دهد، و هرگز پناهگاهی غیر او نمی‌یابم.///بگو: [اگر از او نافرمانی کنم] هرگز کسی در برابر [عذاب] خدا مرا پناه نمی‌دهد، و هرگز پناهگاهی غیر او نمی‌یابم.///بگو: هیچ کس مرا از عقوبت خدا پناه ندهد و من جز او پناهگاهى نمى‌یابم.///بگو: هرگز کسى مرا از [عقوبت‌] خدا پناه نمى‌دهد، و هرگز پناهگاهى جز او نخواهم یافت///بگو: «هرگز کسى مرا در برابر خدا پناه نمى‌دهد و هرگز پناهگاهى غیر از او نمى‌یابم.///بگو: «[اگر او را نافرمانى کنم،] هرگز کسى در برابر خدا مرا پناه نمى‌دهد و جز او هرگز پناهگاهى نخواهم یافت.///باز بگو که (اگر خدا بر من قهر و غضب کند) ابدا کسی مرا از (قهر) خدا در پناه نتواند گرفت و به غیر او هیچ گریز گاهی هرگز نخواهم یافت.///بگو هیچ کس نیست که هرگز مرا در برابر خداوند پناه دهد، و هرگز بجز او پناهی نمی‌یابم‌///بگو: «(اگر من نیز بر خلاف فرمانش رفتار کنم) هیچ کس مرا در برابر او حمایت نمی‌کند و پناهگاهی جز او نمی‌یابم؛///بگو همانا مرا پناه ندهد هرگز از خدا کسی و نه هرگز یابم جز او پناهگاهی را///بگو: «هرگز کسی مرا در برابر خدا پناه نمی‌دهد و هرگز پناهگاهی غیر از او نمی‌یابم.» quran_en_fa "Unless I proclaim what I receive from Allah and His Messages: for any that disobey Allah and His Messenger,- for them is Hell: they shall dwell therein for ever." [وظیفه من] فقط رساندن [برنامه‌های سعادت بخش] از سوی خدا و [رساندن] پیام‌های اوست. و آنان که از خدا و پیامبرش نافرمانی کنند، مسلما آتش دوزخ برای آنان است و در آن جاودانه و همیشگی اند.///[وظیفه من] فقط رساندن [برنامه‌های سعادت بخش] از سوی خدا و [رساندن] پیام‌های اوست. و آنان که از خدا و پیامبرش نافرمانی کنند، مسلما آتش دوزخ برای آنان است و در آن جاودانه و همیشگی اند.///آنچه مى‌توانم جز رساندن پیام او و انجام دادن رسالتهاى او نیست. و هر که خدا و پیامبرش را نافرمانى کند، نصیب او آتش جهنم است که همواره در آن خواهند بود،///[آنچه مى‌توانم‌] تنها ابلاغى از جانب خدا و رساندن پیام‌هاى اوست. و هر که خدا و رسولش را نافرمانى کند، قطعا براى او آتش جهنم است که جاودانه در آن خواهند ماند/// [وظیفه من‌] تنها ابلاغى از خدا و [رساندن‌] پیامهاى اوست.» و هر کس خدا و پیامبرش را نافرمانى کند قطعا آتش دوزخ براى اوست و جاودانه در آن خواهند ماند.///[وظیفه‌ی من] تنها تبلیغى از سوی خدا و رساندن پیام‌های اوست.» و کسانى که خدا و پیامبرش را فرمان نبرند، قطعا آتش دوزخ برایشان خواهد بود. همیشه در آن جاودانه‌اند.///تنها مأمن و پناه من ابلاغ احکام خدا و رسانیدن پیغام الهی است، و آنان که نافرمانی خدا و رسول او کنند البته کیفرشان آتش دوزخ است که در آن تا ابد مخلد باشند.///[در اختیار ندارم‌] مگر پیامی از جانب خداوند و رسالت او، و هر کس از خداوند و پیامبر او سرپیچی کند، او راست آتش دوزخ که جاودانه در آن ماند///تنها وظیفه من ابلاغ از سوی خدا و رساندن رسالات اوست؛ و هر کس نافرمانی خدا و رسولش کند، آتش دوزخ از آن اوست و جاودانه در آن می‌مانند!///جز رساندنی از خدا و پیامهایش و آنکه نافرمانی کند خدا و پیمبرش را هر آینه او را است آتش دوزخ جاودان در آن همیشه‌///«(وظیفه‌ی من) تنها ابلاغی از سوی خدا و (رساندن) پیام‌های اوست و هر کس خدا و پیامبرش را نافرمانی کند، بی‌گمان برای او آتش دوزخ جاودانه است.» quran_en_fa At length, when they see (with their own eyes) that which they are promised,- then will they know who it is that is weakest in (his) helper and least important in point of numbers. [اینان همواره شما را ضعیف و ناتوان و بی یار می‌شمارند] تا زمانی که آنچه را [از عذاب] وعده داده می‌شوند ببینند، پس به زودی آگاه می‌شوند چه کسی یاورش ناتوان‌تر و نفراتش کمتر است؟///[اینان همواره شما را ضعیف و ناتوان و بی یار می‌شمارند] تا زمانی که آنچه را [از عذاب] وعده داده می‌شوند ببینند، پس به زودی آگاه می‌شوند چه کسی یاورش ناتوان‌تر و نفراتش کمتر است؟///تا آنگاه که آنچه را به آنها وعده داده بودند بنگرند. پس خواهند دانست چه کسى را یاران ناتوان‌تر و شمار کمتر بوده است.///تا آن‌گاه که آنچه را وعده داده مى‌شوند ببینند، پس به زودى خواهند دانست چه کسى از جهت [داشتن‌] یاور ضعیف‌تر و در عدد کم جمعیت‌تر است/// [باش‌] تا آنچه را وعده داده مى‌شوند ببینند، آنگاه دریابند که یاور چه کسى ضعیف‌تر و کدام یک شماره‌اش کمتر است.///[آنان در غفلت به سر مى‌برند،] تا آن [عذاب] را که وعده داده مى‌شوند، ببینند. پس به زودى خواهند دانست چه کسى یاورش ناتوان‌تر و در شمارش کمتر است.///(ای رسول، کافران را رها کن) تا روزی که عذاب موعود خود را به چشم ببینند، آن زمان خواهند دانست که (تو و آنها) کدامتان یارانش ضعیف و ناتوان‌تر و سپاهش کمتر است؟///تا هنگامی رسد که آنچه به آنان وعده داده شده است، ببینند، و زودا بدانند که چه کسی سست یاورتر و اندک سپاه‌تر است‌///(این کار شکنی کفار همچنان ادامه می‌یابد) تا آنچه را به آنها وعده داده شده ببینند؛ آنگاه می‌دانند چه کسی یاورش ضعیفتر و جمعیتش کمتر است!///تا گاهی که دیدند آنچه را وعده داده شوند زود است بدانند کیست ناتوان‌تر یاور و کیست کمتر بشمار///«تا هنگامی‌که آن چه را وعده داده می‌شوند ببینند. پس به زودی دریابند که یاور چه کسی کمکش ضعیف‌تر و کدام یک شمار‌ش کمتر است.» quran_en_fa Say: "I know not whether the (Punishment) which ye are promised is near, or whether my Lord will appoint for it a distant term. بگو: نمی‌دانم آیا آنچه را وعده داده می‌شوید نزدیک است یا پروردگارم برای آن زمانی طولانی قرار خواهد داد؟///بگو: نمی‌دانم آیا آنچه را وعده داده می‌شوید نزدیک است یا پروردگارم برای آن زمانی طولانی قرار خواهد داد؟///بگو: من نمى‌دانم که آیا آن وعده‌اى که به شما داده‌اند نزدیک است، یا پروردگار من براى آن زمانى نهاده است؟///بگو: من نمى‌دانم که آیا آنچه وعده داده مى‌شوید نزدیک است یا پروردگارم براى آن مدتى قرار مى‌دهد///بگو: «نمى‌دانم آنچه را که وعده داده شده‌اید نزدیک است یا پروردگارم براى آن زمانى نهاده است؟»///بگو: «من نمى‌دانم که آیا آن وعده‌اى که به شما داده‌اند، نزدیک است، یا پروردگارم براى آن مدتى [دراز] قرار مى‌دهد؟///بگو: من خود ندانم که عذاب موعود شما وقتش نزدیک است یا خدا تا آن روز مدتی (بسیار) قرار داده است.///بگو نمی‌دانم آنچه به شما وعده داده‌اند نزدیک است، یا پروردگار من برای آن فاصله‌ای [دراز] قرار داده است‌///بگو: «من نمی‌دانم آنچه به شما وعده داده شده نزدیک است یا پروردگارم زمانی برای آن قرارمی‌دهد؟!///بگو ندانم آیا نزدیک است آنچه وعده داده شوید یا برنهد برایش پروردگارم سرآمدی را///بگو: «من نمی‌دانم آن چه وعده داده می‌شوید، نزدیک است یا خدا برایش مدتی دور قرار می‌دهد.» quran_en_fa "He (alone) knows the Unseen, nor does He make any one acquainted with His Mysteries,- [او] دانای غیب است و هیچ کس را بر غیب خود آگاه نمی‌کند؛///[او] دانای غیب است و هیچ کس را بر غیب خود آگاه نمی‌کند؛///او داناى غیب است و غیب خود را بر هیچ کس آشکار نمى‌سازد،///[او] داناى غیب است و کسى را بر غیب خود آگاه نمى‌کند///داناى نهان است، و کسى را بر غیب خود آگاه نمى‌کند،///او دانای غیب است و هیچ کس را بر غیب خود آگاه نمى‌کند،///او دانای غیب عالم است و هیچ کس را بر غیب خود آگاه نمی‌کند.///اوست دانای [راز] پنهان، که هیچ کس را از غیب خویش آگاه نمی‌سازد///دانای غیب اوست و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمی‌سازد،///دانای نهان پس آگاه (یا چیره) نگرداند بر نهان خویش کسی را///(خدا) عالم (کل) غیب‌ (ها) است، پس احدی را بر غیبش آگاه نمی‌کند. quran_en_fa "Except a messenger whom He has chosen: and then He makes a band of watchers march before him and behind him, مگر پیامبرانی را که [برای آگاه شدن از غیب] برگزیده است، پس نگهبانانی [برای محافظت از آنان] از پیش رو و پشت سرشان می‌گمارد///مگر پیامبرانی را که [برای آگاه شدن از غیب] برگزیده است، پس نگهبانانی [برای محافظت از آنان] از پیش رو و پشت سرشان می‌گمارد///مگر بر آن پیامبرى که از او خشنود باشد که براى نگهبانى از او پیش روى و پشت سرش نگهبانى مى‌گمارد،///مگر پیامبرى را که [براى این امر] بپسندد که از پیش رو و پشت سرش مراقبانى گسیل مى‌دارد///جز پیامبرى را که از او خشنود باشد، که [در این صورت‌] براى او از پیش رو و از پشت سرش نگاهبانانى بر خواهد گماشت،///مگر پیامبری را که از او خشنود باشد که [برای او] از پیش رو و از پشت سرش نگاهبانانى مى‌گمارد.///مگر آن کس را که به پیامبری برگزیده است که فرشتگان را از پیش رو و پشت سر او می‌فرستد (تا اسرار وحی را شیاطین به سرقت گوش نربایند).///مگر پیامبری که او بپسندد، که پیشاپیش و پشت سر او نگهبانانی راه دهد///مگر رسولانی که آنان را برگزیده و مراقبینی از پیش رو و پشت سر برای آنها قرار می‌دهد …///جز آنکو پسندد از فرستاده‌ای که می‌رود پیش رویش و از پشت سرش نگهبانی‌///مگر کسی از رسولان را. پس او بی‌گمان از پیش و پس او مترصد است، quran_en_fa "That He may know that they have (truly) brought and delivered the Messages of their Lord: and He surrounds (all the mysteries) that are with them, and takes account of every single thing." تا مشخص کند که پیام‌های پروردگارشان را [به طور کامل به مردم] رسانده‌اند و او به آنچه نزد آنان است احاطه دارد، و همه چیز را از جهت عدد، شماره و احصا کرده است.///تا مشخص کند که پیام‌های پروردگارشان را [به طور کامل به مردم] رسانده‌اند و او به آنچه نزد آنان است احاطه دارد، و همه چیز را از جهت عدد، شماره و احصا کرده است.///تا بداند که آنها پیامهاى پروردگارشان را رسانیده‌اند و خدا به آنچه در نزد آنهاست احاطه دارد و همه چیز را به عدد شمار کرده است.///تا بداند که محققا پیام‌هاى پروردگار خود را رسانده‌اند و [خدا] بدانچه نزد ایشان است احاطه دارد و هر چیزى را به عدد بر شمرده است///تا معلوم بدارد که پیامهاى پروردگار خود را رسانیده‌اند؛ و [خدا] بدانچه نزد ایشان است احاطه دارد و هر چیزى را به عدد شماره کرده است.///تا معلوم دارد [که فرستادگان،] پیام‌هاى پروردگارشان را رسانده‌اند و او به آنچه نزد آنان است، احاطه دارد و هر چیزى را با عدد، شمرده است.»///تا بداند (و معلوم سازد) که آن رسولان پیغامهای پروردگار خود را به خلق کاملا رسانیده‌اند، و البته خدا به آنچه نزد رسولان است احاطه کامل دارد و به شماره هر چیز در عالم به خوبی آگاه است.///تا معلوم بدارد که رسالت پروردگارشان را گزارده‌اند و به آنچه نزد آنان است احاطه دارد، و هر چیز را به شماره می‌شمارد///تا بداند پیامبرانش رسالتهای پروردگارشان را ابلاغ کرده‌اند؛ و او به آنچه نزد آنهاست احاطه دارد و همه چیز را احصاء کرده است!»///تا بداند که همانا رساندند پیامهای پروردگار خویش را و فراگرفته است بدانچه نزد ایشان است و بشمرد (یا بپایان رساند) است همه چیز را بشمار///تا نشانه نهد که به‌درستی، رسالت‌های پروردگارشان را ابلاغ کرده‌اند. حال آنکه به آن چه نزدشان است، احاطه کرده و عدد هر چیزی (به‌خوبی) را برشمرده است. quran_en_fa O thou folded in garments! ای جامه بر خود پیچیده!///ای جامه بر خود پیچیده!///اى جامه بر خود پیچیده،///هان، اى جامه به خود پیچیده///اى جامه به خویشتن فرو پیچیده،///اى جامه به خود پیچیده!///الا ای رسولی که در جامه (فکرت و خاموشی) خفته‌ای.///ای مرد جامه بر خود پیچیده‌///ای جامه به خود پیچیده!///ای جامه به خود پیچیده‌///ای جامه بر (جان و تن خویشتن) فرو پیچیده‌، quran_en_fa Stand (to prayer) by night, but not all night,- شب را جز اندکی [که ویژه استراحت است، برای عبادت] برخیز؛///شب را جز اندکی [که ویژه استراحت است، برای عبادت] برخیز؛///شب را زنده بدار، مگر اندکى را،///شب را جز اندکى، [به عبادت‌] برخی///به پا خیز شب را مگر اندکى،///شب را [به نماز] برخیز! مگر اندکى [برای استراحت].///(هان) شب را (به نماز و طاعت خدا) برخیز مگر کمی.///شب را به پای‌دار، مگر اندکی از آن را///شب را، جز کمی، بپاخیز!///بپای خیز شب را جز اندکی‌///شب را به‌پا خیز مگر اندکی. quran_en_fa Half of it,- or a little less, نصف [همه ساعات] شب [را به عبادت اختصاص ده] یا اندکی ازنصف بکاه،///نصف [همه ساعات] شب [را به عبادت اختصاص ده] یا اندکی ازنصف بکاه،///نیمه‌اى از آن را، یا اندکى از نیمه کم کن.///نیمى از آن را، یا اندکى از آن بکاه///نیمى از شب یا اندکى از آن را بکاه،///نیمی از آن، یا اندکى از آن [نیمه] کم کن،///که نصف یا چیزی کمتر از نصف باشد (به استراحت پرداز).///نیمه‌اش، یا اندکی از نیمه کم نما///نیمی از شب را، یا کمی از آن کم کن،///نیمش را یا بکاه از آن اندکی‌///نیمش را، یا اندکی از نیمش را بکاه، quran_en_fa Or a little more; and recite the Qur'an in slow, measured rhythmic tones. یا [مقداری] بر نصف بیفزا، و قرآن را شمرده و روشن و با تأمل و دقت بخوان.///یا [مقداری] بر نصف بیفزا، و قرآن را شمرده و روشن و با تأمل و دقت بخوان.///یا اندکى بر نیمه بیفزاى و قرآن را شمرده و روشن بخوان.///یا بر آن [نیمه‌] بیفزاى و قرآن را شمرده و با تأمل بخوان///یا بر آن [نصف‌] بیفزاى و قرآن را شمرده شمرده بخوان.///یا بر آن بیافزاى! و قرآن را شمرده، روشن و با دقت بخوان!///یا چیزی بر نصف بیفزا و به تلاوت آیات قرآن با توجه کامل مشغول باش.///یا اندکی بر آن بیفزا، و قرآن را شمرده و شیوا بخوان‌///یا بر نصف آن بیفزا، و قرآن را با دقت و تأمل بخوان؛///یا بیفزای بر آن و بسرای قرآن را سرودنی‌///یا بر آن (نیم) بیفزای، و قرآن را شمرده بخوان شمردنی (روشن). quran_en_fa Soon shall We send down to thee a weighty Message. به یقین ما به زودی گفتاری سنگین [چون آیات قرآن] به تو القا خواهیمکرد.///به یقین ما به زودی گفتاری سنگین [چون آیات قرآن] به تو القا خواهیمکرد.///ما به تو سخنى دشوار را القا خواهیم کرد.///همانا ما به زودى بر تو گفتارى گران القا خواهیم کرد///در حقیقت ما به زودى بر تو گفتارى گرانبار القا مى‌کنیم.///ما سخنى سنگین و گرانمایه بر تو فرود خواهیم آورد.///ما کلام بسیار سنگین (و گرانمایه قرآن) را بر تو القا می‌کنیم.///ما سخنی سنگین بر تو نازل می‌کنیم‌///چرا که ما بزودی سخنی سنگین به تو القا خواهیم کرد!///همانا زود است افکنیم بر تو گفتاری سنگین‌///ما همواره به زودی بر تو گفتاری گران‌بار فرو می‌افکنیم‌. quran_en_fa Truly the rising by night is most potent for governing (the soul), and most suitable for (framing) the Word (of Prayer and Praise). بی تردید عبادت [ی که در دل] شب [انجام می‌گیرد] محکم‌تر و پایدارتر و گفتار در آن استوارتر و درست‌تر است.///بی تردید عبادت [ی که در دل] شب [انجام می‌گیرد] محکم‌تر و پایدارتر و گفتار در آن استوارتر و درست‌تر است.///هر آینه شب‌هنگام از بستر برخاستن، موافقت زبان و دل را افزاینده‌تر است و بیان سخن را استواردارنده‌تر.///مسلما پدیده‌ى شب [خیزى‌] داراى استحکام بیشتر و ذکر و قرائت [در آن‌] استوارتر است///قطعا برخاستن شب، رنجش بیشتر و گفتار [در آن هنگام‌] راستین‌تر است.///بى‌گمان عبادت شبانه در پابرجایى، سخت‌تر و در گفتار، استوارتر است.///البته نماز شب (و دعا و ناله سحر) بهترین شاهد اخلاص و صفای قلب و دعوی صدق ایمان است.///بی‌گمان شب‌خیزی بیشتر موافقت [دل و زبان‌] در بردارد و از لحاظ سخن استوارتر است‌///مسلما نماز و عبادت شبانه پابرجاتر و با استقامت‌تر است!///همانا پیدایش شب پررنج‌تر است و استوارتر است در گفتار///بی‌گمان عبادت نشأت‌‌یافته از شب گامی استوارتر و فراتر و گفته‌اش پای‌برجاتر و گرانبارتر است. quran_en_fa True, there is for thee by day prolonged occupation with ordinary duties: تو را در روز [برای مشاغل فراوان معنوی و هدایت مردم و حل مشکلات نیازمندان،] رفت و آمدی طولانی است [پس ساعات شب برای عبادت فرصتی بهتر است.]///تو را در روز [برای مشاغل فراوان معنوی و هدایت مردم و حل مشکلات نیازمندان،] رفت و آمدی طولانی است [پس ساعات شب برای عبادت فرصتی بهتر است.]///که کارهاى تو در روز بسیار است.///تحقیقا تو را در روز آمد و شدى طولانى است/// [و] تو را، در روز، آمد و شدى دراز است.///تو در روز حرکت و تلاشى طولانى دارى.///تو را روز روشن (در طلب روزی) وقت کافی و فرصت وسیع است.///تو را در روز کار و کوشش بسیار است‌///و تو در روز تلاش مستمر و طولانی خواهی داشت!///همانا تو را است در روز شناوریی دراز (بلند)///به‌راستی برایت، در روز، شناوری ای دور و دراز است. quran_en_fa But keep in remembrance the name of thy Lord and devote thyself to Him whole-heartedly. نام پروردگارت را [به زبان حال و قال] یاد کن [و از غیر او قطع امید نما] و فقط دل بر او بند.///نام پروردگارت را [به زبان حال و قال] یاد کن [و از غیر او قطع امید نما] و فقط دل بر او بند.///و نام پروردگارت را یاد کن و از همه ببر و به او بپیوند:///و نام پروردگار خود را یاد کن و [از همه‌] بریده یکسره به سوى او روى آور///و نام پروردگار خود را یاد کن و تنها به او بپرداز.///و نام پروردگارت را یاد کن و از همه بریده شو و تنها به او دل ببند!///و (دایم در شب و روز) نام خدا را یاد کن و به کلی از غیر او علاقه ببر و به او پرداز.///و نام پروردگارت را یاد کن و از همه گسسته و با او پیوسته شو///و نام پروردگارت را یاد کن و تنها به او دل ببند!///و یاد کن نام پروردگار خویش را و به سویش گرای گرائیدنی‌///و نام پروردگار خود را یاد کن و فراسویش (آن گونه) انقطاعی یاب که (دیگران را نیز سویش) منقطع سازی. quran_en_fa (He is) Lord of the East and the West: there is no god but He: take Him therefore for (thy) Disposer of Affairs. [همان که] پروردگار مشرق و مغرب [است]، هیچ معبودی جز او نیست، پس او را وکیل و کارساز خود انتخاب کن،///[همان که] پروردگار مشرق و مغرب [است]، هیچ معبودی جز او نیست، پس او را وکیل و کارساز خود انتخاب کن،///پروردگار مشرق و مغرب. هیچ خدایى جز او نیست. او را کارساز خویش برگزین.///[اوست‌] پروردگار مشرق و مغرب که معبودى جز او نیست، پس او را کارساز خویش گیر/// [اوست‌] پروردگار خاور و باختر، خدایى جز او نیست، پس او را کارساز خویش اختیار کن.///او که پروردگار مشرق و مغرب است، معبودى جز او نیست، پس او را کارساز خود برگزین!///همان خدای مشرق و مغرب عالم که جز او هیچ خدایی نیست او را بر خود وکیل و نگهبان اختیار کن.///پروردگار مشرق و مغرب، که خدایی جز او نیست، او را کارساز خود بشمار///همان پروردگار شرق و غرب که معبودی جز او نیست، او را نگاهبان و وکیل خود انتخاب کن،///پروردگار خاور و باختر نیست خدائی جز او پس برگیرش وکیل‌///پروردگار خاور و باختر (که) خدایی جز او نیست؛ پس او را کارساز خویش برگیر. quran_en_fa And have patience with what they say, and leave them with noble (dignity). و بر گفتار [و آزار] مشرکان شکیبا باش و از آنان به شیوه‌ای پسندیده دوری کن،///و بر گفتار [و آزار] مشرکان شکیبا باش و از آنان به شیوه‌ای پسندیده دوری کن،///و بر آنچه مى‌گویند صبر کن و به وجهى پسندیده از ایشان دورى جوى.///و بر آنچه مى‌گویند صبر کن و به شیوه‌اى نیکو از آنان دورى گزین///و بر آنچه مى‌گویند شکیبا باش و از آنان با دورى گزیدنى خوش فاصله بگیر.///و بر آنچه مى‌گویند، صبر کن و به­گونه‌اى نیکو از آنان کناره بگیر!///و بر طعن و یاوه‌گویی کافران و مکذبان صبور و شکیبا باش و به طرزی نیکو (که مقتضای مدارا و حلم و بزرگواری است) از آنان دوری گزین.///و بر آنچه می‌گویند شکیبایی کن و از آنان به نیکویی دوری کن‌///و در برابر آنچه (دشمنان) می‌گویند شکیبا باش و بطرزی شایسته از آنان دوری گزین!///و شکیبا شو بر آنچه گویند و دوری گزین از ایشان دوری‌جستنی نکو///و بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و از آنان با دوری‌گزیدنی زیبا، دور باش. quran_en_fa And leave Me (alone to deal with) those in possession of the good things of life, who (yet) deny the Truth; and bear with them for a little while. و مرا با تکذیب کنندگان توانگر و نازپرورده واگذار و آنان را اندکی مهلت ده،///و مرا با تکذیب کنندگان توانگر و نازپرورده واگذار و آنان را اندکی مهلت ده،///تکذیب کنندگان صاحب نعمت را به من واگذار. و اندکى مهلتشان ده.///و مرا با تکذیب کنندگان صاحب نعمت واگذار و اندکى مهلتشان ده///و مرا با تکذیب‌کنندگان توانگر واگذار و اندکى مهلتشان ده.///و مرا با تکذیب‌کنندگان توانگر و خوشگذران واگذار و آنان را اندکى مهلت بده!///و کار آن کافران مغرور نعمت و مال (حرام) را به من واگذار و اندک زمانی به آنها مهلت ده (تا وقت انتقام به زودی فرا رسد).///و مرا با منکران متنعم واگذار و اندکی به آنان مهلت ده‌///و مرا با تکذیب‌کنندگان صاحب نعمت واگذار، و آنها را کمی مهلت ده،///و بهل مرا با تکذیب‌کنندگان دارندگان نعمت و مهلتشان ده اندکی‌///و مرا با تکذیب‌کنندگان نعمت‌وار واگذار و اندکی مهلتشان ده. quran_en_fa With Us are Fetters (to bind them), and a Fire (to burn them), که حتما [برای آنان] نزد ما [به کیفر اعمالشان] زنجیرهایی گران و آتشی به شدت شعلهور است،///که حتما [برای آنان] نزد ما [به کیفر اعمالشان] زنجیرهایی گران و آتشی به شدت شعلهور است،///نزد ماست بندهاى گران و دوزخ،///همانا نزد ما زنجیرها و آتش افروخته است///در حقیقت پیش ما زنجیرها و دوزخ،///البته نزد ماست زنجیرها و آتش برافروخته،///که البته نزد ما غل و زنجیر عذاب و آتش دوزخ مهیاست.///بی‌گمان نزد ما بندها و آتش دوزخ است‌///که نزد ما غل و زنجیرها و (آتش) دوزخ است،///همانا نزد ماست شکنجه‌هائی و دوزخی‌///به‌راستی پیش ما عذاب‌هایی سخت و آتش پرزبانه، quran_en_fa And a Food that chokes, and a Penalty Grievous. و غذایی گلوگیر و عذابی دردناک است،///و غذایی گلوگیر و عذابی دردناک است،///و طعامى گلوگیر و عذابى دردآور.///و طعامى گلوگیر و عذابى دردناک///و غذایى گلوگیر و عذابى پر درد است.///و غذایى گلوگیر و عذابى دردناک!///و طعامی که (از فرط غصه و اندوه) گلوگیر آنها می‌شود و عذاب دردناک بر آنهاست.///و خوراکی گلوگیر و عذابی دردناک‌///و غذایی گلوگیر، و عذابی دردناک،///و خوراکی گلوگیر و عذابی دردناک‌///و طعامی گلوگیر و عذابی پردرد است، quran_en_fa One Day the earth and the mountains will be in violent commotion. And the mountains will be as a heap of sand poured out and flowing down. در روزی که زمین و کوه‌ها به لرزه درآیند، و کوه‌ها به صورت توده‌ای شن روان گردند!///در روزی که زمین و کوه‌ها به لرزه درآیند، و کوه‌ها به صورت توده‌ای شن روان گردند!///روزى که زمین و کوه‌ها به لرزه آیند و کوه‌ها تپه‌اى از ریگ روان گردند.///روزى که زمین و کوه‌ها به لرزه در آیند و کوه‌ها توده‌اى از ریگ روان شوند///روزى که زمین و کوهها به لرزه درآیند و کوهها به سان ریگ روان گردند.///در روزى که زمین و کوه‌ها به لرزه درآیند و کوه‌ها به­صورت پشته‌هایى از شن روان شوند.///آن روزی که زمین و کوهها به لرزه درآید و کوهها تل ریگی شود و چون موج روان گردد.///روزی که زمین و کوهها بلرزد و کوهها [چون‌] ریگهای روان شود///در آن روز که زمین و کوه‌ها سخت به لرزه درمی‌آید، و کوه‌ها (چنان درهم کوبیده می‌شود که) به شکل توده‌هایی از شن نرم درمی‌آید!///روزی که بلرزد زمین و کوه‌ها و بگردند کوه‌ها پشته‌ای پاشیده (پراکنده)///(در) روزی که زمین و کوه‌ها به لرزه درآیند، حال آنکه کوه‌ها ریگی انباشته‌‌اند. quran_en_fa We have sent to you, (O men!) a messenger, to be a witness concerning you, even as We sent a messenger to Pharaoh. ما پیامبری که گواه بر [اعمال] شماست، به سویتان فرستادیم، همان گونه که به سوی فرعون، رسولی فرستادیم؛///ما پیامبری که گواه بر [اعمال] شماست، به سویتان فرستادیم، همان گونه که به سوی فرعون، رسولی فرستادیم؛///ما بر شما پیامبرى فرستادیم که بر اعمالتان گواه است، بدان سان که بر فرعون هم پیامبرى فرستادیم.///در حقیقت ما به سوى شما رسولى که گواه بر شماست روانه کردیم، همان‌گونه که رسولى به سوى فرعون فرستادیم///بى‌گمان، ما به سوى شما فرستاده‌اى که گواه بر شماست روانه کردیم، همان گونه که فرستاده‌اى به سوى فرعون فرستادیم.///ما پیامبرى را که گواه بر شماست، به سوى شما فرستادیم، همان­گونه که پیامبرى به سوى فرعون فرستادیم.///ما به شما (امت آخر زمان) رسولی فرستادیم که شاهد اعمال (و حجت کامل) شماست چنانکه بر فرعون هم رسول فرستادیم.///ما به سوی شما پیامبری فرستاده‌ایم که بر شما گواه است، همچنانکه به سوی فرعون هم پیامبری فرستادیم‌///ما پیامبری به سوی شما فرستادیم که گواه بر شماست، همان گونه که به سوی فرعون رسولی فرستادیم!///همانا فرستادیم بر شما پیمبری که گواه است بر شما چنانکه فرستادیم بسوی فرعون پیمبری‌///بی‌گمان، ما سوی شما فرستاده‌ای که گواه بر شماست روانه کردیم‌؛ همان گونه که فرستاده‌ای سوی فرعون فرستادیم. quran_en_fa But Pharaoh disobeyed the messenger; so We seized him with a heavy Punishment. پس فرعون از آن رسول نافرمانی کرد، پس او را به عذابی سخت گرفتیم.///پس فرعون از آن رسول نافرمانی کرد، پس او را به عذابی سخت گرفتیم.///و فرعون از پیامبر فرمان نبرد. ما نیز او را به سختى فروگرفتیم.///[ولى‌] فرعون آن رسول را نافرمانى کرد پس ما او را به شدت فرو گرفتیم/// [ولى‌] فرعون به آن فرستاده عصیان ورزید، پس ما او را به سختى فرو گرفتیم.///اما فرعون، آن پیامبر را نافرمانى کرد و ما او را به کیفرى سخت گرفتیم.///تا فرعون نافرمانی آن رسول کرد ما هم او را به قهر و انتقام سخت بگرفتیم.///آنگاه فرعون از پیامبر نافرمانی کرد، و او را به گیر و داری سخت فرو گرفتیم‌///(ولی) فرعون به مخالفت و نافرمانی آن رسول برخاست، و ما او را سخت مجازات کردیم!///پس عصیان کرد فرعون پیمبر را پس گرفتیمش گرفتنی سخت‌///پس فرعون (آن) فرستاده را عصیان کرد. پس ما او را به گونه‌ای مرگبار بر گرفتیم. quran_en_fa Then how shall ye, if ye deny (Allah), guard yourselves against a Day that will make children hoary-headed?- اگر امروز کفر بورزید، پس چگونه خود را [از عذاب] روزی که کودکان را پیر می‌کند، حفظ می‌نمایید؟!///اگر امروز کفر بورزید، پس چگونه خود را [از عذاب] روزی که کودکان را پیر می‌کند، حفظ می‌نمایید؟!///اگر کافر باشید، در روزى که کودکان را پیر مى‌گرداند چگونه در امان مانید؟///پس اگر کافر شوید، چگونه از [عذاب‌] روزى که کودکان را پیر مى‌کند خود را حفظ مى‌کنید///پس اگر کفر بورزید، چگونه از روزى که کودکان را پیر مى‌گرداند، پرهیز توانید کرد؟///پس اگر کفر ورزید، چگونه خود را از روزى که کودکان را پیر مى‌کند، نگاه مى‌دارید؟///پس اگر کافر شوید چگونه (از عذاب حق) نجات یابید در روزی که کودک از هول و سختی آن پیر شود؟///پس اگر کفرورزید، چگونه از روزی که کودکان را پیر می‌گرداند، می‌پرهیزید [و در امان می‌مانید]؟///شما (نیز) اگر کافر شوید، چگونه خود را (از عذاب الهی) بر کنار می‌دارید؟! در آن روز که کودکان را پیر می‌کند،///پس چگونه پرهیزید اگر کفر ورزید روزی را که بگرداند کودکان را پیر///پس اگر کفر بورزید، چگونه از روزی که کودکان را پیر می‌گرداند پرهیز می‌کنید؟ quran_en_fa Whereon the sky will be cleft asunder? His Promise needs must be accomplished. آسمان به سبب شدت و کوبندگی آن روز، درهم شکافته می‌شود و قطعا وعده خدا شدنی است.///آسمان به سبب شدت و کوبندگی آن روز، درهم شکافته می‌شود و قطعا وعده خدا شدنی است.///در آن روز آسمان بشکافد و وعده خدا به وقوع پیوندد.///[روزى که‌] آسمان از [هیبت‌] آن در هم شکافد. وعده‌ى او انجام شدنى است///آسمان از [بیم‌] آن [روز] در هم شکافد؛ وعده او انجام یافتنى است.///آسمان به سبب آن روز مى‌شکافد. [آرى!] وعده‌ی خداوند شدنى است.///و آسمان از وحشت آن شکافته شود و وعده الهی به وقوع انجامد.///و آسمان بدان شکافته گردد، که وعده او انجام گرفتنی است‌///و آسمان از هم شکافته می‌شود، و وعده او شدنی و حتمی است.///آسمان است شکافته بدان بوده است وعده شدنی‌///آسمان از حادثه‌ی آن (روز) از هم شکافته (و) وعده‌ی او شدنی بوده است. quran_en_fa Verily this is an Admonition: therefore, whoso will, let him take a (straight) path to his Lord! بی تردید این [قرآن] مایه تذکر و پند است، پس هر کس بخواهد راهی به سوی پروردگارش [باتکیه براین قرآن] برگزیند.///بی تردید این [قرآن] مایه تذکر و پند است، پس هر کس بخواهد راهی به سوی پروردگارش [باتکیه براین قرآن] برگزیند.///این تذکارى است. پس هر که بخواهد، راهى به سوى پروردگارش آغاز کند.///بى‌تردید این [آیات‌] تذکارى است، پس هر که خواست، به سوى پروردگار خود راهى در پیش گیرد///قطعا این [آیات‌] اندرزى است، تا هر که بخواهد به سوى پروردگار خود راهى در پیش گیرد.///این [آیات] پندی است. پس هر کس بخواهد، راهى به سوى پروردگارش پیش گیرد.///این آیات (قرآن) برای تذکر و یادآوری فرستاده شد تا هر که بخواهد راهی به سوی خدای خود پیش گیرد.///این پندآموزی است، پس هر کس که خواهد راهی به سوی پروردگارش پیش گیرد///این هشدار و تذکری است، پس هر کس بخواهد راهی به سوی پروردگارش برمی‌گزیند!///همانا این است یادآوردنی تا هر که خواهد گیرد بسوی پروردگار خویش راهی‌///همانا این‌ها یادواره‌ای است تا هر که بخواهد سوی پروردگارش راهی در پیش گیرد. quran_en_fa Thy Lord doth know that thou standest forth (to prayer) nigh two-thirds of the night, or half the night, or a third of the night, and so doth a party of those with thee. But Allah doth appoint night and day in due measure He knoweth that ye are unable to keep count thereof. So He hath turned to you (in mercy): read ye, therefore, of the Qur'an as much as may be easy for you. He knoweth that there may be (some) among you in ill-health; others travelling through the land, seeking of Allah's bounty; yet others fighting in Allah's Cause, read ye, therefore, as much of the Qur'an as may be easy (for you); and establish regular Prayer and give regular Charity; and loan to Allah a Beautiful Loan. And whatever good ye send forth for your souls ye shall find it in Allah's Presence,- yea, better and greater, in Reward and seek ye the Grace of Allah: for Allah is Oft-Forgiving, Most Merciful. پروردگارت آگاه است که تو و گروهی از کسانی که با تواند، نزدیک به دو سوم شب و گاهی نیمی از آن و زمانی یک سومش را [برای عبادت و خواندن قرآن] برمی خیزد، و خدا شب و روز را [دقیق و منظم] اندازه گیری می‌کند، و برای او مشخص است که شما هرگز نمی‌توانید [به علت کوتاهی و بلندی شب در طول سال، دو سوم و نصف و یک سوم را دقیقا] اندازه گیری کنید، پس [اندازه گیری دقیق را] بر شما بخشید؛ بنابراین آنچه را از قرآن برای شما میسر است بخوانید. او می‌داند که به زودی برخی از شما بیمار می‌شوند، و گروهی برای به دست آوردن رزق و روزی خدا در زمین سفر می‌کنند، و بعضی در راه خدا می‌جنگند؛ پس آنچه را از آن میسر است بخوانید و نماز را برپا دارید و زکات بپردازید و وام نیکو به خدا بدهید؛ و آنچه را از عمل خیر برای خود پیش می‌فرستید، آن را نزد خدا به بهترین صورت و بزرگ‌ترین پاداش خواهید یافت؛ و از خدا آمرزش بخواهید که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///پروردگارت آگاه است که تو و گروهی از کسانی که با تواند، نزدیک به دو سوم شب و گاهی نیمی از آن و زمانی یک سومش را [برای عبادت و خواندن قرآن] برمی خیزد، و خدا شب و روز را [دقیق و منظم] اندازه گیری می‌کند، و برای او مشخص است که شما هرگز نمی‌توانید [به علت کوتاهی و بلندی شب در طول سال، دو سوم و نصف و یک سوم را دقیقا] اندازه گیری کنید، پس [اندازه گیری دقیق را] بر شما بخشید؛ بنابراین آنچه را از قرآن برای شما میسر است بخوانید. او می‌داند که به زودی برخی از شما بیمار می‌شوند، و گروهی برای به دست آوردن رزق و روزی خدا در زمین سفر می‌کنند، و بعضی در راه خدا می‌جنگند؛ پس آنچه را از آن میسر است بخوانید و نماز را برپا دارید و زکات بپردازید و وام نیکو به خدا بدهید؛ و آنچه را از عمل خیر برای خود پیش می‌فرستید، آن را نزد خدا به بهترین صورت و بزرگ‌ترین پاداش خواهید یافت؛ و از خدا آمرزش بخواهید که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///پروردگار تو مى‌داند که تو و گروهى از آنان که با تو هستند نزدیک به دو ثلث شب و نیم شب و ثلث شب را به نماز مى‌ایستید. و خداست که اندازه شب و روز را معین مى‌کند. و مى‌داند که شما هرگز حساب آن را نتوانید داشت. پس توبه شما را بپذیرفت. و هر چه میسر شود از قرآن بخوانید. مى‌داند چه کسانى از شما بیمار خواهند شد، و گروهى دیگر به طلب روزى خدا به سفر مى‌روند و گروه دیگر در راه خدا به جنگ مى‌روند. پس هر چه میسر شود از آن بخوانید. نماز بگزارید و زکات بدهید و به خدا قرض الحسنه دهید. و هر خیرى را که براى خود پیشاپیش بفرستید، آن را نزد خدا خواهید یافت. و آن پاداش بهتر است و پاداشى بزرگ‌تر است. و از خدا آمرزش بخواهید، زیرا خدا آمرزنده و مهربان است.///قطعا پروردگارت مى‌داند که تو نزدیک به دو ثلث از شب و گاه نصف آن یا ثلث آن را [به نماز] بر مى‌خیزى و گروهى از آنان که با تو هستند نیز [چنین مى‌کنند]، و خداست که اندازه‌ى شب و روز را تقدیر مى‌کند. مى‌داند که شما هرگز نمى‌توانید حساب آن را [براى زمان عب///در حقیقت، پروردگارت مى‌داند که تو و گروهى از کسانى که با تواند، نزدیک به دو سوم از شب یا نصف آن یا یک سوم آن را [به نماز] برمى‌خیزید، و خداست که شب و روز را اندازه‌گیرى مى‌کند. [او] مى‌داند که [شما] هرگز حساب آن را ندارید، پس بر شما ببخشود، [اینک‌] هر چه از قرآن میسر مى‌شود بخوانید. [خدا] مى‌داند که به زودى در میانتان بیمارانى خواهند بود، و [عده‌اى‌] دیگر در زمین سفر مى‌کنند [و] در پى روزى خدا هستند، و [گروهى‌] دیگر در راه خدا پیکار مى‌نمایند. پس هر چه از [قرآن‌] میسر شد تلاوت کنید و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و وام نیکو به خدا دهید؛ و هر کار خوبى براى خویش از پیش فرستید آن را نزد خدا بهتر و با پاداشى بیشتر باز خواهید یافت. و از خدا طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده مهربان است.///همانا پروردگارت مى‌داند که تو و گروهى از کسانى که با تو هستند، نزدیک به دو سوم شب، یا نیمی از آن، یا یک سوم آن را [به عبادت] برمى‌خیزید و خداوند شب و روز را اندازه‌گیرى مى‌کند. او مى‌داند که شما هرگز نمى‌توانید [دو سوم و نصف و یک سوم] آن را [دقیق] اندازه‌گیرى کنید، از این روی شما را بخشید. [و حساب دقیق شب را از شما برداشت. اینک‌] هر چه [براى شما ممکن و] آسان است، قرآن بخوانید. خداوند مى‌داند که به زودى برخى از شما بیمار خواهند شد و گروه دیگرى به سفر مى‌روند تا از فضل خدا [روزی] بجویند و گروهی دیگر در راه خدا مى‌جنگند [و از تلاوت قرآن بازمى‌مانند]. پس هر چه مى‌توانید، از آن بخوانید و نماز به پا دارید و زکات بپردازید و به خداوند وام دهید، وامى نیکو و [بدانید] آنچه براى خود پیش می‌فرستید، آن را نزد خدا نیکوتر و با پاداشى بزرگ‌تر خواهید یافت و از خداوند آمرزش بخواهید که خداوند آمرزنده‌ی مهربان است.///خدا به حال تو آگاه است که تو و جمعی هم از آنان که با تواند (اغلب) نزدیک دو ثلث یا نصف یا (لا اقل) ثلث شب را همیشه به طاعت و نماز می‌پردازید، و خدا (گردش) شب و روز را مقدر می‌کند، خدا می‌داند که شما هرگز تمام ساعات شب را (به عبادت) ضبط نخواهید کرد لذا از شما (اوقات خواب و کارهای دیگر را) در گذشت تا هر چه (از شب را بی‌مشقت و) آسان است به تلاوت قرآن پردازید. خدا بر احوال شما آگاه است که برخی مریض و ناتوانند و برخی به سفر از کرم خدا روزی می‌طلبند و برخی در راه خدا به جنگ و جهاد مشغولند، پس در هر حال آنچه میسر و آسان باشد به قرائت قرآن پردازید و نماز به پا دارید و زکات مالتان (به فقیران) بدهید و به خدا قرض نیکو دهید (یعنی برای خدا به محتاجان احسان کنید و قرض الحسنه دهید)، و هر عمل نیک برای آخرت خود پیش فرستید (پاداش) آن را البته نزد خدا بیابید و آن اجر و ثواب آخرت (که بهشت ابد است، از متاع دنیا) بسی بهتر و بزرگتر است، و دایم از خدا آمرزش طلبید که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.///بی‌گمان پروردگارت می‌داند که تو و گروهی از همراهانت نزدیک به دو سوم شب و [گاه‌] نصف آن و [گاه‌] یک سوم آن را [به نماز] بر می‌خیزی، و خداوند است که شب و روز را سامان می‌دهد، و معلوم داشت که شما هرگز آن را تاب نمی‌آورید، لذا از شما درگذشت، حال هر چه مقدور باشد از قرآن بخوانید، معلوم داشت که بعضی از شما [ممکن است‌] بیمار باشند و دیگران در این سرزمین [تلاش می‌کنند و] گام می‌زنند و روزی خود از فضل الهی می‌جویند، و دیگرانی هم هستند که در راه خدا کارزار می‌کنند، لذا هر چه مقدور باشد از آن بخوانید، و نماز [پنج‌گانه واجب‌] را برپا دارید و زکات بپردازید، و در راه خدا قرض‌الحسنه دهید، و هر آنچه از کارهای خیر که برای خود پیش اندیشی کنید، پاداش آن را بهتر و بزرگتر نزد خداوند خواهید یافت، و از خداوند آمرزش خواهید، که خداوند آمرزگار مهربان است///پروردگارت می‌داند که تو و گروهی از آنها که با تو هستند نزدیک دو سوم از شب یا نصف یا ثلث آن را به پا می‌خیزند؛ خداوند شب و روز را اندازه‌گیری می‌کند؛ او می‌داند که شما نمی‌توانید مقدار آن را (به دقت) اندازه‌گیری کنید (برای عبادت کردن)، پس شما را بخشید؛ اکنون آنچه برای شما میسر است قرآن بخوانید او می‌داند بزودی گروهی از شما بیمار می‌شوند، و گروهی دیگر برای به دست آوردن فضل الهی (و کسب روزی) به سفر می‌روند، و گروهی دیگر در راه خدا جهاد می‌کنند (و از تلاوت قرآن بازمی‌مانند)، پس به اندازه‌ای که برای شما ممکن است از آن تلاوت کنید و نماز را بر پا دارید و زکات بپردازید و به خدا «قرض الحسنه» دهید [= در راه او انفاق نمایید] و (بدانید) آنچه را از کارهای نیک برای خود از پیش می‌فرستید نزد خدا به بهترین وجه و بزرگترین پاداش خواهید یافت؛ و از خدا آمرزش بطلبید که خداوند آمرزنده و مهربان است!///همانا پروردگار تو داند که برمی‌خیزی کمتر از دو ثلث شب را و نیمی از آن و سه یک از آن را و گروهی از آنان که با تو هستند خدا است اندازه‌دهنده (مقدرکننده) شب و روز دانست که هرگز فرا نگیریدش پس توبه کرد بر شما پس بخوانید هر چه دست به هم دهد از قرآن دانست بزودی باشد از شما بیمارانی و دیگرانی که بگردند در زمین در پی فضل خدا و دیگرانی که پیکار کنند در راه خدا پس بخوانید آنچه فراهم شود از آن و بپای دارید نماز را و بدهید زکات را و وام دهید خدا را وامی نکو و آنچه پیش فرستید برای خویش از نیکی بیابیدش نزد خدا بهتر و بزرگتر به پاداش و آمرزش خواهید از خدا که خدا است همانا آمرزنده مهربان‌///پروردگارت به‌راستی می‌داند که تو و گروهی از کسانی که با تواند، نزدیک به دوسوم از شب، و نصف آن را، یا یک‌‌سوم آن را (به عبادت) بر می‌خیزید. خداست که شب و روز را تقدیر و اندازه می‌دهد. (او) می‌داند که (شما) هرگز آن را ضبط نتوانید کرد. پس (از حکم نخستین) بر شما برگشت. پس هر چه از قرآن میسر می‌شود بخوانید. (خدا) دانست که به زودی در میانتان بیمارانی خواهند بود، و دیگرانی (که) در زمین (پای) می‌زنند (هم) هستند حال آنکه از فضل خدا می‌جویند، و دیگرانی (هم) در راه خدا کشتار می‌کنند. پس هر چه از آن [: قرآن] میسر شد بخوانید و نماز را بر پا بدارید و زکات را بپردازید و وامی نیکو به خدا دهید. و هر کار خوبی برای خویش از پیش فرستید، آن را نزد خدا بهتر و با پاداشی بیشتر بازخواهید یافت. و از خدا پوشش بخواهید. خدا بی‌گمان بسی پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان است. quran_en_fa O thou wrapped up (in the mantle)! ای جامه برخود پوشیده!///ای جامه برخود پوشیده!///اى جامه در سر کشیده،///هان، اى جامه بر خود کشیده///اى کشیده رداى شب بر سر،///اى جامه بر خود کشیده [و در بستر آرمیده]!///الا ای رسولی که خود را به لباس (حیرت و فکرت) در پیچیده‌ای.///ای مرد جامه بر خود پیچیده‌///ای جامه خواب به خود پیچیده (و در بستر آرمیده)!///ای به جامه خواب‌رفته‌///ای خموش در خود فرورفته (و) خویشتن را پوشیده‌، quran_en_fa Arise and deliver thy warning! برخیز و بیم ده،///برخیز و بیم ده،///برخیز و بیم ده.///برخیز و بترسان///برخیز و بترسان.///برخیز و هشدار ده!///برخیز و به اندرز و پند، خلق را خدا ترس گردان.///برخیز و هشدار ده‌///برخیز و انذار کن (و عالمیان را بیم ده)،///بپای شو پس بترسان‌///برخیز، پس هشدارده. quran_en_fa And thy Lord do thou magnify! و پروردگارت را بزرگ دار،///و پروردگارت را بزرگ دار،///و پروردگارت را تکبیر گوى.///و پروردگار خود را به بزرگى یاد کن///و پروردگار خود را بزرگ دار.///و پروردگارت را بزرگ بدار!///و خدایت را به بزرگی و کبریایی یاد کن.///و پروردگارت را تکبیر گوی‌///و پروردگارت را بزرگ بشمار،///و پروردگار خویش را بزرگ شمر///و پروردگارت را (نزد دیگران که کوچکش داشته‌اند) بزرگ گردان‌. quran_en_fa And thy garments keep free from stain! و جامه‌ات را پاک کن،///و جامه‌ات را پاک کن،///و جامه‌ات را پاکیزه دار.///و جامه‌ات را پاکیزه دار///و لباس خویشتن را پاک کن.///و لباست را پاکیزه کن!///و لباس (جان و تن) خود را از هر عیب و آلایش پاک و پاکیزه دار.///و دامنت را پاکیزه بدار///و لباست را پاک کن،///و جامه‌های خویش را پاک ساز///و لباس‌هایت را پاک بدار. quran_en_fa And all abomination shun! و از پلیدی دور شو///و از پلیدی دور شو///و از پلیدى دورى گزین.///و از پلیدى دورى کن///و از پلیدى دور شو.///و از پلیدى دور شو!///و از ناپاکی (بت و بت‌پرستان) به کلی دوری گزین.///و از آلایش [شرک‌] بپرهیز///و از پلیدی دوری کن،///و چرک را دوری گزین‌///و از (هرگونه) پلیدی دور شو. quran_en_fa Nor expect, in giving, any increase (for thyself)! و [احسانت را بر دیگران] در حالی که [آن را] بزرگ و فراوان بینی، منت مگذار،///و [احسانت را بر دیگران] در حالی که [آن را] بزرگ و فراوان بینی، منت مگذار،///و چیزى مده که بیش از آن چشم داشته باشى.///و [براى احسانت‌] منت نگذار و آن را زیاد مشمار///و منت مگذار و فزونى مطلب.///و [در بخشش] منت مگذار و [بخششت را] بزرگ مشمار!///و بر هر که احسان کنی ابدا منت مگذار و عوض افزون مخواه.///و بخششی مکن که پاداش [و پاسخ‌] بزرگتریابی‌///و منت مگذار و فزونی مطلب،///و منت منه که فزونی جوئی‌///و منت مگذار در حالی که فزونی‌طلب و برتری‌جویی. quran_en_fa But, for thy Lord's (Cause), be patient and constant! و [بر آزار دشمنان] برای پروردگارت شکیبایی ورز.///و [بر آزار دشمنان] برای پروردگارت شکیبایی ورز.///براى پروردگارت صابر باش.///و براى پروردگارت شکیبا باش///و براى پروردگارت شکیبایى کن.///و به خاطر پروردگارت صبر کن!///و برای خدایت صبر و شکیبایی پیش‌گیر.///و در راه پروردگارت شکیبایی کن‌///و بخاطر پروردگارت شکیبایی کن!///و برای پروردگار خویش بشکیب‌///و برای پروردگارت شکیبایی کن. quran_en_fa Finally, when the Trumpet is sounded, پس زمانی که در صور دمیده شود،///پس زمانی که در صور دمیده شود،///و آنگاه که در صور دمیده شود،///پس چون در صور دمیده شود///پس چون در صور دمیده شود،///پس هنگامى که در صور دمیده شود.///تا آن‌گاه که (هنگامه قیامت برپا شود و) در صور (اسرافیل) بدمند.///و چون در صور دمیده شود///هنگامی که در «صور» دمیده شود،///پس گاهی که دمیده شد در صور///پس چون در ناقور [: بوق جان‌افزا] دمیده شود، quran_en_fa That will be- that Day - a Day of Distress,- آن روز، روز بسیار سختی است،///آن روز، روز بسیار سختی است،///آن روز روزى سخت خواهد بود.///آن روز، روز سختى خواهد بود///آن روز [چه‌] روز ناگوارى است!///پس آن روز، روز سختى است.///آن روز بسیار روز سختی است.///بدین‌سان چنین روز، روزی دشوار است‌///آن روز، روز سختی است،///آن است آن روز روزی دشوار///پس آن روز، روزی ناگوار است! quran_en_fa Far from easy for those without Faith. بر کافران آسان نیست،///بر کافران آسان نیست،///و براى کافران ناآسان.///بر کافران آسان نیست///بر کافران آسان نیست.///بر کافران آسان نیست.///کافران را هیچ گونه در آن راحتی و آسایش نیست.///[و] بر کافران آسان نیست‌///و برای کافران آسان نیست!///بر کافران ناهموار///بر کافران آسان نیست. quran_en_fa Leave Me alone, (to deal) with the (creature) whom I created (bare and) alone!- مرا با کسی که او را به تنهایی آفریدم واگذار،///مرا با کسی که او را به تنهایی آفریدم واگذار،///مرا با آن که تنهایش آفریده‌ام واگذار.///مرا واگذار با آن کس که [او را] تنها آفریدم///مرا با آنکه [او را] تنها آفریدم واگذار.///مرا واگذار با آن که خود به تنهایى [او را] آفریدم.///به من واگذار کار انتقام آن کس را که من او را تنها آفریدم.///مرا با کسی که تنها آفریده‌ام واگذار///مرا با کسی که او را خود به تنهایی آفریده‌ام واگذار!///بهل مرا با آنکه آفریدم تنها///مرا با آنکه (او را) تنها [: بی‌تبار] آفریدم واگذار. quran_en_fa To whom I granted resources in abundance, و برایش ثروت گسترده و فراوان قرار دادم،///و برایش ثروت گسترده و فراوان قرار دادم،///او را مالى بسیار دادم.///و به او مالى بسیار دادم///و دارایى بسیار به او بخشیدم،///و به او مالى پیوسته و در حال فزونى دادم.///و به او مال و ثروت فراوان بذل کردم.///و برای او مالی روزافزون قرار دادم‌///همان کسی که برای او مال گسترده‌ای قرار دادم،///و نهادم برایش مالی پهناور///و مالی بسیار راهوار و کشش‌دار برایش قرار دادم quran_en_fa And sons to be by his side!- و فرزندانی که نزدش حاضرند///و فرزندانی که نزدش حاضرند///و پسرانى همه در نزد او حاضر.///و پسرانى حاضر [به خدمت دادم‌]///و پسرانى آماده [به خدمت، دادم‌]،///و پسرانى که در کنارش حاضرند.///و پسران بسیار حاضر به خدمت نصیب گردانیدم.///و پسرانی حاضر و ناظر///و فرزندانی که همواره نزد او (و در خدمت او) هستند،///و پسرانی گواهان‌///و پسرانی حاضر و آماده (به خدمت دادم،) quran_en_fa To whom I made (life) smooth and comfortable! و نعمت‌ها [ی مادی و وسایل زندگی] را به طور کامل برای او فراهم آوردم،///و نعمت‌ها [ی مادی و وسایل زندگی] را به طور کامل برای او فراهم آوردم،///و کارهاى او را به نیکوتر وجهى برساختم.///و برایش بساط [زندگى خوش‌] گستردم///و برایش [عیش خوش‌] آماده کردم.///و براى او اسباب کامیابى را به طور کامل آماده کردم.///و اقتدار و مکنت و عزت دادم.///و به او [چه بسیار] میدان [و امکان‌] دادم‌///و وسایل زندگی را از هر نظر برای وی فراهم ساختم!///و آماده کردم برایش آمادگی‌///و برایش (همه چیز زندگی مادی را) بسی آماده کردم. quran_en_fa Yet is he greedy-that I should add (yet more);- باز هم طمع دارد که بیفزایم.///باز هم طمع دارد که بیفزایم.///آنگاه طمع مى‌بندد که زیادت کنم.///باز [هم‌] طمع دارد که زیاد کنم///باز [هم‌] طمع دارد که بیفزایم.///با این حال، طمع دارد که بیافزایم.///و (با کفران این نعمتها) باز هم از من طمع افزونی آن دارد.///باز طمع دارد که افزونتر کنم‌///باز هم طمع دارد که بر او بیفزایم!///سپس امید دارد که بیفزایم‌///سپس طمع دارد که (برآن) بیفزایم. quran_en_fa By no means! For to Our Signs he has been refractory! این چنین نیست؛ زیرا او همواره به آیات ما دشمنی می‌ورزد،///این چنین نیست؛ زیرا او همواره به آیات ما دشمنی می‌ورزد،///آرى، که او در برابر آیات ما ستیزه‌جوست.///حاشا! همانا او نسبت به آیات ما عناد دارد///ولى نه، زیرا او دشمن آیات ما بود.///هرگز! زیرا او همواره به آیات ما دشمنى مى‌ورزد.///هرگز (بر نعمتش نیفزایم) که او با آیات ما دشمنی و عناد ورزید.///حاشا، که او به آیات ما ستیزه‌جوست‌///هرگز چنین نخواهد شد؛ چرا که او نسبت به آیات ما دشمنی می‌ورزد!///نه چنین است همانا او است آیتهای ما را دشمن‌///هرگز چنان نیست (که می‌پندارد). او بی‌امان دشمن آیات ما بوده. quran_en_fa Soon will I visit him with a mount of calamities! به زودی او را به بالا رفتن از گردنه عذابی بسیار سخت مجبور می‌کنم.///به زودی او را به بالا رفتن از گردنه عذابی بسیار سخت مجبور می‌کنم.///او را به مشقتى مى‌اندازم.///زودا که او را به بالا رفتن از گردنه [ى عذاب‌] وادار کنم///به زودى او را به بالارفتن از گردنه [عذاب‌] وادار مى‌کنم.///به زودى او را به گردنه‌اى سخت گرفتار مى‌کنم.///به زودی او را به سختی و دشواری (آتش دوزخ) درافکنم.///زودا که مشقتی سنگین بر او تحمیل کنم‌///و بزودی او را مجبور می‌کنم که از قله زندگی بالا رود (سپس او را به زیر می‌افکنم)!///زود است رسانمش به عذابی سخت‌///به زودی او را به بالا رفتن از گردنه‌ا‌ی سخت وادار می‌کنم. quran_en_fa For he thought and he plotted;- او [برای باطل کردن دعوت قرآن] اندیشید و [آن را] سنجید؛///او [برای باطل کردن دعوت قرآن] اندیشید و [آن را] سنجید؛///او اندیشید و طرحى افکند.///همانا او [براى مبارزه با قرآن‌] فکر کرد و سنجید///آرى، [آن دشمن حق‌] اندیشید و سنجید.///همانا او [براى مبارزه با قرآن] فکر کرد و [آن را] سنجید.///اوست که فکر و اندیشه بدی کرد (که رسول خدا را به سحر و ساحری نسبت داد).///چرا که او اندیشید و سگالید///او (برای مبارزه با قرآن) اندیشه کرد و مطلب را آماده ساخت!///همانا او اندیشید و سنجید///بی‌‌چون (آن دشمن بداندیش) اندیشید و سنجید. quran_en_fa And woe to him! How he plotted!- پس مرگ بر او باد، چگونه سنجید؟///پس مرگ بر او باد، چگونه سنجید؟///مرگ بر او باد، چگونه طرحى افکند؟///پس مرگ بر او، چگونه سنجید؟ [و تصمیم گرفت.///کشته بادا، چگونه [او] سنجید؟///پس مرگ بر او باد که چگونه سنجید.///و خدایش بکشد که چقدر اندیشه غلطی کرد.///پس مرگ بر او باد چگونه سگالید///مرگ بر او باد! چگونه (برای مبارزه با حق) مطلب را آماده کرد!///پس کشته شود چگونه سنجید///پس (این) کشته (ی هوا و عناد خود)، چگونه سنجید؟ quran_en_fa Yea, Woe to him; How he plotted!- باز هم مرگ بر او باد، چگونه سنجید؟///باز هم مرگ بر او باد، چگونه سنجید؟///باز هم مرگ بر او باد، چگونه طرحى افکند؟///باز هم مرگ بر او، چگونه سنجید/// [آرى،] کشته بادا، چگونه [او] سنجید.///باز هم مرگ بر او که چگونه سنجید.///باز هم خدایش بکشد که چه فکر خطایی نمود.///باز مرگ بر او باد چگونه سگالید///باز هم مرگ بر او، چگونه مطلب (و نقشه شیطانی خود را) آماده نمود!///سپس کشته شود چگونه سنجید///سپس کشته شد. چگونه سنجید؟ quran_en_fa Then he looked round; آن گاه نظر کرد،///آن گاه نظر کرد،///آنگاه نگریست.///سپس نگاهى افکند///آنگاه نظر انداخت.///سپس نگریست.///پس باز اندیشه کرد.///سپس بازنگریست‌///سپس نگاهی افکند،///پس نگریست‌///آن‌گاه نظر افکند. quran_en_fa Then he frowned and he scowled; سپس چهره درهم کشید و قیافه نفرت آمیز به خود گرفت،///سپس چهره درهم کشید و قیافه نفرت آمیز به خود گرفت،///سپس روى ترش کرد و پیشانى در هم کشید.///آن‌گاه رو ترش کرد و چهره در هم کشید///سپس رو ترش نمود و چهره در هم کشید.///سپس چهره در هم کشید و بی‌میلی نشان داد.///و (به اظهار تنفر از اسلام) رو ترش کرد و چهره در هم کشید.///و آنگاه روی درهم کشید و ترشرویی کرد///بعد چهره درهم کشید و عجولانه دست به کار شد؛///پس چهره دژم ساخت و روی در هم کشید///سپس رو ترش نمود و چهره درهم کشید. quran_en_fa Then he turned back and was haughty; آن گاه [از قرآن] روی گردانید و تکبر ورزید؛///آن گاه [از قرآن] روی گردانید و تکبر ورزید؛///سپس روى گردانید و گردنکشى کرد.///سپس رو گردانید و تکبر ورزید///آنگاه پشت گردانید و تکبر ورزید،///سپس پشت کرد و تکبر ورزید.///آن‌گاه روی گردانید و تکبر و نخوت آغاز کرد.///سپس روی برتافت و گردن کشید///سپس پشت (به حق) کرد و تکبر ورزید،///پس پشت کرد و کبر ورزید///پس پشت گردانید و تکبر ورزید. quran_en_fa Then said he: "This is nothing but magic, derived from of old; پس گفت: این قرآن جز جادویی که از جادوگران پیشین حکایت شده چیزی نیست،///پس گفت: این قرآن جز جادویی که از جادوگران پیشین حکایت شده چیزی نیست،///گفت: این، جز جادویى که دیگرانش آموخته‌اند، هیچ نیست.///و [در آخر] گفت: این [قرآن‌] جز سحرى که [از پیشینیان‌] نقل مى‌شود، هیچ نیست///و گفت: «این [قرآن‌] جز سحرى که [به برخى‌] آموخته‌اند نیست.///پس گفت: «این [قرآن] چیزى نیست جز جادوبى که [از پیشینیان] روایت مى‌شود.///و گفت: این (قرآن) به جز سحر و بیان سحرانگیزی که (از ساحران گذشته) نقل می‌شود هیچ نیست.///و گفت این جز جادویی فرا گرفته [از دیگران‌] نیست‌///و سرانجام گفت: «این (قرآن) چیزی جز افسون و سحری همچون سحرهای پیشینیان نیست!///پس گفت نیست این جز جادوئی که رسد///پس گفت: «این (قرآن) جز سحری ماندنی و پیروی‌شدنی نیست‌.» quran_en_fa "This is nothing but the word of a mortal!" این جز سخن بشر نمی‌باشد.///این جز سخن بشر نمی‌باشد.///این، جز سخن آدمى هیچ نیست.///این نیست مگر سخن آدمى///این غیر از سخن بشر نیست.»///این فقط گفته‌ی بشر است [نه گفتار خدا]!»///این آیات گفتار بشری بیش نیست.///این جز گفتار آدمی نیست‌///این فقط سخن انسان است (نه گفتار خدا)!»///نیست این جز گفتار بشر///«این غیر از سخن بشر نیست.» quran_en_fa Soon will I cast him into Hell-Fire! به زودی او را در سقر درآورم///به زودی او را در سقر درآورم///زودا که او را به سقر بیفکنیم.///زودا که او را به «سقر» درآورم///زودا که او را به سقر در آورم.///به زودی او را به سقر درآورم.///من این (منکر و مکذب قرآن) را به آتش دوزخ درافکنم.///زودا که به دوزخش در آوریم‌///(اما) بزودی او را وارد سقر [= دوزخ‌] می‌کنم!///زود است چشانیمش دوزخ‌///زودا که او را گیرانه‌ی سقر [: آتش ذوب‌کننده] کنیم. quran_en_fa And what will explain to thee what Hell-Fire is? و تو چه می‌دانی سقر چیست؟///و تو چه می‌دانی سقر چیست؟///چه چیز آگاهت ساخت که سقر چیست؟///و تو چه مى‌دانى که «سقر» چیست///و تو چه دانى که آن سقر چیست؟///و تو نمى‌دانى که سقر چیست.///و تو چگونه توانی یافت که سختی عذاب دوزخ تا چه حد است؟///و تو چه دانی که دوزخ چیست‌///و تو نمی‌دانی «سقر» چیست!///و ندانی تو چیست دوزخ‌///و تو چه دانی که سقر چیست‌؟ quran_en_fa Naught doth it permit to endure, and naught doth it leave alone!- [آتشی است که] نه چیزی را باقی می‌گذارد و نه رها می‌کند؛///[آتشی است که] نه چیزی را باقی می‌گذارد و نه رها می‌کند؛///نه هیچ باقى مى‌گذارد و نه چیزى را وا مى‌گذارد.///نه باقى مى‌گذارد و نه رها مى‌کند///نه باقى مى‌گذارد و نه رها مى‌کند.///[آتشى است سوزنده که‌] نه [چیزی را] باقى می‌گذارد و نه رها می‌کند.///شراره آن دوزخ از دوزخیان هیچ باقی نگذارد و همه را بسوزاند و محو گرداند.///نه باقی می‌گذارد، نه رها می‌کند///(آتشی است که) نه چیزی را باقی می‌گذارد و نه چیزی را رها می‌سازد!///نه به جای گذارد و نه فروهلد///نه باقی می‌گذارد و نه رها می‌کند. quran_en_fa Darkening and changing the colour of man! پوست بدن را [همه جانبه] دگرگون می‌کند؛///پوست بدن را [همه جانبه] دگرگون می‌کند؛///سوزاننده پوست است.///پوست‌ها را سیاه مى‌گرداند///پوستها را سیاه مى‌گرداند.///پوست بدن را به شدت دگرگون می‌کند.///آن آتش بر آدمیان رو نماید (و خرمن گنهکاران را به باد دهد).///گرداننده رنگ پوستهاست [با سوختن‌]///پوست تن را بکلی دگرگون می‌کند!///دگرگون سازد پوست را///بشر (و بشره) را بسی دگرگون و ذوب می‌سازد. quran_en_fa Over it are Nineteen. بر آن نوزده نفر [موکل] گمارده‌اند///بر آن نوزده نفر [موکل] گمارده‌اند///نوزده فرشته بر آن گماشته‌اند.///بر آن [دوزخ‌] نوزده [نگهبان‌] است/// [و] بر آن [دوزخ‌]، نوزده [نگهبان‌] است.///بر آن [دوزخ]، نوزده نفر گماشته شده‌اند.///بر آن آتش نوزده تن (فرشته عذاب) موکلند.///بر آن نوزده [نگهبان‌] است‌///نوزده نفر (از فرشتگان عذاب) بر آن گمارده شده‌اند!///بر آن است نوزده تن‌///(و) بر آن نوزده (نگهبان) است. quran_en_fa And We have set none but angels as Guardians of the Fire; and We have fixed their number only as a trial for Unbelievers,- in order that the People of the Book may arrive at certainty, and the Believers may increase in Faith,- and that no doubts may be left for the People of the Book and the Believers, and that those in whose hearts is a disease and the Unbelievers may say, "What symbol doth Allah intend by this?" Thus doth Allah leave to stray whom He pleaseth, and guide whom He pleaseth: and none can know the forces of thy Lord, except He and this is no other than a warning to mankind. و ما موکلان آتش را جز فرشتگان قرار نداده‌ایم، و شماره آنان را جز آزمایشی برای کافران مقرر نکرده‌ایم تا اهل کتاب [به خاطر هماهنگی قرآن با کتابشان] یقین پیدا کنند و بر ایمان مؤمنان بیفزاید، و اهل کتاب و مؤمنان [در حقانیت قرآن] تردید نکنند، و تا بیماردلان و کافران بگویند: خدا از توصیف گماشتگان آتش به این [نوزده نفر] چه هدفی دارد؟ این گونه خدا هر که را بخواهد [پس از بیان حقیقت] گمراه می‌کند و هر که را بخواهد هدایت می‌نماید، و سپاهیان پروردگارت را جز خود او کسی نمی‌داند، و این قرآن فقط مایه تذکر و پند برای بشر است.///و ما موکلان آتش را جز فرشتگان قرار نداده‌ایم، و شماره آنان را جز آزمایشی برای کافران مقرر نکرده‌ایم تا اهل کتاب [به خاطر هماهنگی قرآن با کتابشان] یقین پیدا کنند و بر ایمان مؤمنان بیفزاید، و اهل کتاب و مؤمنان [در حقانیت قرآن] تردید نکنند، و تا بیماردلان و کافران بگویند: خدا از توصیف گماشتگان آتش به این [نوزده نفر] چه هدفی دارد؟ این گونه خدا هر که را بخواهد [پس از بیان حقیقت] گمراه می‌کند و هر که را بخواهد هدایت می‌نماید، و سپاهیان پروردگارت را جز خود او کسی نمی‌داند، و این قرآن فقط مایه تذکر و پند برای بشر است.///موکلان دوزخ را جز از فرشتگان قرارندادیم. و شمار آنها جز براى امتحان کافران نیست. تا اهل کتاب یقین کنند و بر ایمان مؤمنان بیفزاید و اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند. و تا آنان که در دلهاشان مرضى است نگویند: خدا از این مثل چه مى‌خواسته است؟ خدا اینچنین هر کس را که بخواهد گمراه مى‌کند و هر کس را که بخواهد راه مى‌نماید. و شمار سپاهیان پروردگارت را جز او نداند. و این سخن جز اندرزى از براى مردم نیست.///و ما آتشبانان را جز فرشتگانى قرار ندادیم، و تعداد آنها را جز براى امتحان کافران مقرر نکردیم، تا آنان که اهل کتابند به یقین برسند [که پیامبر حق است، چون این مطلب در کتاب آنها نیز هست،] و بر ایمان مؤمنان [نیز] بیفزاید، و اهل کتاب و مؤمنان [در حقانیت قر///و ما موکلان آتش را جز فرشتگان نگردانیدیم، و شماره آنها را جز آزمایشى براى کسانى که کافر شده‌اند قرار ندادیم، تا آنان که اهل کتابند یقین به هم رسانند، و ایمان کسانى که ایمان آورده‌اند افزون گردد، و آنان که کتاب به ایشان داده شده و [نیز] مؤمنان به شک نیفتند، و تا کسانى که در دلهایشان بیمارى است و کافران بگویند: «خدا از این وصف‌کردن، چه چیزى را اراده کرده است؟» این گونه، خدا هر که را بخواهد بیراه مى‌گذارد و هر که را بخواهد هدایت مى کند، و [شماره‌] سپاهیان پروردگارت را جز او نمى‌داند، و این [آیات‌] جز تذکارى براى بشر نیست.///و نگهبانان آتش را جز از فرشتگان قرار ندادیم و تعداد آنان را فقط آزمونی براى کافران نهادیم، تا اهل کتاب یقین کنند [که قرآن کتاب آسمانى است] و تا کسانى که ایمان آورده‌اند، بر ایمان خود بیافزایند و اهل کتاب و مؤمنان، گرفتار تردید نشوند و کافران و بیماردلان بگویند: «خداوند از این مثل چه منظورى داشته است؟» این گونه خداوند هر کس را بخواهد، گمراه مى‌کند و هر که را بخواهد، هدایت مى‌نماید و شمار لشکریان پروردگارت را کسى جز او نمى‌داند و این تنها پندى براى بشر است.///و ما خازنان دوزخ را غیر فرشتگان (عذاب) قرار ندادیم و عدد آنها را جز برای فتنه و محنت کفار (نوزده) نگردانیدیم تا آنکه اهل کتاب هم یقین کنند (که ذکر این عدد مطابق تورات و انجیل است با آنکه صاحب قرآن به کتب آسمانی عالم نبوده و البته کلامش به وحی خداست و ایمان آرند) و آن بر یقین مؤمنان هم بیفزاید و دیگر در دل اهل کتاب و مؤمنان به اسلام هیچ شک و ریبی نماند و تا آنان که در دلهاشان مرض (شک و جهالت) است و کافران نیز (به طعنه) گویند که خدا از این مثل (که عدد فرشتگان عذاب را نوزده شمرده است نه بیش و کم) چه منظور داشت؟ بلی این چنین (قرار داد تا) هر که را خواهد به ضلالت بگذارد و هر که را خواهد هدایت نماید و هیچ کس از (عده بی‌حد) لشکرهای پروردگارت غیر او آگاه نیست و این (آیات ذکر دوزخ) جز برای پند و موعظه بشر نخواهد بود.///و ما نگهبانان آتش دوزخ را جز از فرشتگان نگماشته‌ایم، و شماره آنان را جز آزمونی برای کافران نگردانده‌ایم، تا سرانجام اهل کتاب یقینی افزونتر یابند، و اهل ایمان، بر ایمان خود بیفزایند، و اهل کتاب و مؤمنان [/مسلمانان‌] شک و شبهه نورزند، و تا سرانجام بیماردلان و کافران بگویند، خداوند از این توصیف چه می‌خواهد؟ بدین‌سان خداوند هر کس را بخواهد بیراه می‌گذارد، و هر کس را بخواهد به راه می‌آورد، و سپاهیان پروردگارت را کسی جز خود او نمی‌شناسد، و این جز پندآموزی برای بشر نیست‌///مأموران دوزخ را فقط فرشتگان (عذاب) قرار دادیم، و تعداد آنها را جز برای آزمایش کافران معین نکردیم تا اهل کتاب [= یهود و نصاری‌] یقین پیدا کنند و بر ایمان مؤمنان بیفزاید، و اهل کتاب و مؤمنان (در حقانیت این کتاب آسمانی) تردید به خود راه ندهند، و بیماردلان و کافران بگویند: «خدا از این توصیف چه منظوری دارد؟!» (آری) این گونه خداوند هر کس را بخواهد گمراه می‌سازد و هر کس را بخواهد هدایت می‌کند! و لشکریان پروردگارت را جز او کسی نمی‌داند، و این جز هشدار و تذکری برای انسانها نیست!///و نگردانیدیم یاران آتش را مگر فرشتگانی و نگردانیدیم شمار آنان را جز آزمایشی برای آنان که کفر ورزیدند تا یقین رسانند آنان که داده شدند کتاب را و بیفزایند آنان که ایمان آوردند ایمانی و دودل نکردند آنان که داده شدند کتاب را و مؤمنان و تا گویند آنان که در دلهاشان بیماری است و کافران چه چیز خواست خدا بدین مثل چنین گمراه سازد خدا هر که را که خواهد و رهبری کند هر که را که خواهد و نداند لشگرهای پروردگارت را جز او و نیست آن جز یادآوریی برای بشر///و ما موکلان آتش را جز فرشتگان نگردانیدیم، و شماره‌ی آنان را جز آزمایشی آتشبار برای کسانی که کافر شده‌اند قرار ندادیم. تا آنان که اهل کتابند یقین کنند و ایمان کسانی که ایمان آوردند افزون گردد و آنان که کتاب به ایشان داده شده و (نیز) مؤمنان‌، به شک مستندی نیفتند. و تا کسانی که در دل‌هایشان بیماری است و (نیز) کافران بگویند: «خدا از این مثل چه چیزی را اراده کرده است‌؟» این گونه خدا هر که را بخواهد بی‌راه می‌گذارد و هرکه را بخواهد به راه می‌آورد. و (شماره‌ی) سپاهیان پروردگارت را جز او نمی‌داند. و این (آیات) جز یادواره‌ای برای بشر نیست. quran_en_fa Nay, verily: By the Moon, این چنین نیست [که کافران می‌پندارند که این حقایق افسانه است،] سوگند به ماه///این چنین نیست [که کافران می‌پندارند که این حقایق افسانه است،] سوگند به ماه///آرى، سوگند به ماه.///نه چنین است [که مى‌پندارند]، سوگند به ماه///نه چنین است [که مى‌پندارند!] سوگند به ماه،///به ماه سوگند، چنین نیست [که کافران مى‌پندارند]!///چنین (که کافران گویند) نیست، قسم به ماه تابان.///چنین نیست [که گویند]، سوگند به ماه‌///اینچنین نیست که آنها تصور می‌کنند سوگند به ماه،///نه چنین است سوگند به ماه‌///نه چنین است (که می‌پندارند)! سوگند به ماه، quran_en_fa And by the Night as it retreateth, [و] سوگند به شب هنگامی که پشت می‌کند///[و] سوگند به شب هنگامی که پشت می‌کند///و سوگند به شب، چون روى در رفتن آرد،///سوگند به شب چون پشت کند///و سوگند به شامگاه چون پشت کند،///به شب سوگند، آن‌گاه که پشت مى‌کند،///و قسم به شب تار چون باز گردد.///و شب چون بگذرد///و به شب، هنگامی که (دامن برچیند و) پشت کند،///و شب گاهی که روی برتابد///و سوگند به شامگاه چون پشت کند، quran_en_fa And by the Dawn as it shineth forth,- و سوگند به صبح زمانی که از پرده سیاه شب درآید و رخ نماید///و سوگند به صبح زمانی که از پرده سیاه شب درآید و رخ نماید///و سوگند به صبح، چون پرده برافکند،///سوگند به بامداد چون رخ نماید///و سوگند به بامداد چون آشکار شود،///به صبح سوگند، آن‌گاه که آشکار مى‌شود،///و قسم به صبح چون جهان را روشن سازد.///[و] سوگند به صبح چون روشن شود///و به صبح هنگامی که چهره بگشاید،///و بامداد گاهی که رخ گشاید///و سوگند به بامداد چون چهره گشاید، quran_en_fa This is but one of the mighty (portents), که بی تردید این [قرآن] از بزرگ‌ترین پدیده هاست؛///که بی تردید این [قرآن] از بزرگ‌ترین پدیده هاست؛///که این یکى از حادثه‌هاى بزرگ است.///که قطعا آن [قیامت یا قرآن‌] یکى از بزرگ‌ترین پدیده‌هاست///که آیات [قرآن‌] از پدیده‌هاى بزرگ است.///که این [دوزخ]، یکى از بزرگترین پدیده‌هاست.///که این (آیات قرآن) یکی از بزرگترین آیات خداست.///آن یکی از سترگهاست‌///که آن (حوادث هولناک قیامت) از مسائل مهم است!///که آن است همانا یکی از گرانها///به‌راستی آیات (قرآن) بی‌گمان یکی از (آیات) بزرگ است. quran_en_fa A warning to mankind,- هشدار دهنده به بشر است،///هشدار دهنده به بشر است،///ترساننده آدمیان است.///هشدارى براى بشر است///بشر را هشداردهنده است.///هشدارى براى بشر است.///در آن پند و اندرز آدمیان است.///هشداردهنده بشر است‌///هشدار و انذاری است برای همه انسانها،///ترساننده برای بشر///حال آنکه هشداردهنده‌ی بشر است. quran_en_fa To any of you that chooses to press forward, or to follow behind;- برای هر کس از شما که بخواهد [به وسیله ایمان، طاعت و انجام کار خیر] پیشی جوید یا [به سبب کفر، طغیان و گناه] پس ماند؛///برای هر کس از شما که بخواهد [به وسیله ایمان، طاعت و انجام کار خیر] پیشی جوید یا [به سبب کفر، طغیان و گناه] پس ماند؛///براى هر کس از شما که خواهد پیش افتد یا از پى رود.///براى هر کس از شما که بخواهد [در اطاعت‌] پیش افتد یا پس افتد///هر که از شما را که بخواهد پیشى جوید یا بازایستد.///براى هر کس از شما که بخواهد [در کار خیر] پیش افتد یا عقب بماند.///برای هر یک از شما آدمیان که بخواهد (در مقام ایمان و طاعت و سعادت) پیش افتد یا باز ماند.///برای هر کس از شما که خواهد [در راه حق و ایمان‌] پیشتر آید، یا بازپس ماند///برای کسانی از شما که می‌خواهند پیش افتند یا عقب بمانند [= بسوی هدایت و نیکی پیش روند یا نروند]!///برای هر که بخواهد از شما پیش رود یا پس آید///برای هر کس از شما که بخواهد پیشی گیرد یا پس بماند. quran_en_fa Every soul will be (held) in pledge for its deeds. هر کسی در گرو دست آورده‌های خویش است،///هر کسی در گرو دست آورده‌های خویش است،///هر کس در گرو کارى است که کرده است.///هر کسى در گرو دستاورد خویش است///هر کسى در گرو دستاورد خویش است،///هر کسى در گرو دستاورد خویش است،///هر نفسی در گرو عملی است که انجام داده است.///هر کس در گرو کردار خویش است‌///(آری) هر کس در گرو اعمال خویش است،///هر کس (هر جان) بدانچه فراهم کرد گروگان است‌///هر کسی در گرو دستاورد خویش است. quran_en_fa Except the Companions of the Right Hand. مگر سعادتمندان///مگر سعادتمندان///مگر اهل سعادت،///مگر اهل سعادت، [که اعمال بد ندارند///بجز یاران دست راست:///مگر یاران [سعادتمندی که کارنامه‌ی آنان را به دست] راست [آنها می‌دهند]،///مگر اهل یمین.///مگر اصحاب یمین‌///مگر «اصحاب یمین» (که نامه اعمالشان را به نشانه ایمان و تقوایشان به دست راستشان می‌دهند)!///مگر یاران راست‌///بجز یاران دست راست [: راستان]. quran_en_fa (They will be) in Gardens (of Delight): they will question each other, که در بهشت‌ها از یکدیگر می‌پرسند///که در بهشت‌ها از یکدیگر می‌پرسند///که در بهشتها نشسته‌اند و مى‌پرسند///که در بهشت‌ها [نشسته‌] از هم مى‌پرسند///در میان باغها. از یکدیگر مى‌پرسند،///که در باغ‌هاى بهشتند و مى‌پرسند///آنان در باغهای بهشت (متنعمند و) سؤال می‌کنند.///که در بوستانهایی [هستند و] همپرسی می‌کنند///آنها در باغهای بهشتند، و سؤال می‌کنند …///در باغهائی پرسش کنند///در میان باغ‌هایی (با درختان) سردرهم، از یکدیگر می‌پرسند، quran_en_fa And (ask) of the Sinners: از روز و حال گنهکاران،///از روز و حال گنهکاران،///از گناهکاران:///در باره‌ى مجرمان///درباره مجرمان:///از گناهکاران:///از احوال دوزخیان گنهکار.///از گناهکاران‌///از مجرمان:///از گنهکاران‌///از مجرمان: quran_en_fa "What led you into Hell Fire?" [به آنان رو کرده] می‌گویند: چه چیز شما را به دوزخ وارد کرد؟///[به آنان رو کرده] می‌گویند: چه چیز شما را به دوزخ وارد کرد؟///که چه چیز شما را به جهنم کشانید؟///[به آنها مى‌گویند:] چه چیز شما را به «سقر» کشانید/// «چه چیز شما را در آتش [سقر] درآورد؟»///«چه چیزی شما را روانه‌ی [دوزخ] سقر کرد؟»///که شما را چه عمل به عذاب دوزخ در افکند؟///که چه چیزی شما را به راه دوزخ کشاند؟///چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟!»///که چه چیز شما را درآورد به دوزخ‌///چه چیز شما را در سقر فرود آورد؟» quran_en_fa They will say: "We were not of those who prayed; می‌گویند: ما از نمازگزاران نبودیم///می‌گویند: ما از نمازگزاران نبودیم///مى‌گویند: ما از نمازگزاران نبودیم.///گویند: ما از نمازگزاران نبودیم///گویند: «از نمازگزاران نبودیم،///می‌گویند: «ما از نمازگزاران نبودیم.///آنان جواب دهند که ما از نمازگزاران نبودیم.///گویند از نمازگزاران نبودیم‌///می‌گویند: «ما از نمازگزاران نبودیم،///گویند نبودیم از نمازگزاران‌///گویند: «ما از نمازگزاران نبوده‌ایم» quran_en_fa "Nor were we of those who fed the indigent; و به تهیدستان و نیازمندان طعام نمی‌دادیم///و به تهیدستان و نیازمندان طعام نمی‌دادیم///و به درویشان طعام نمى‌دادیم.///و بینوایان را غذا نمى‌دادیم///و بینوایان را غذا نمى‌دادیم،///و به بینوایان غذا نمى‌دادیم.///و مسکینی را طعام نمی‌دادیم.///و بینوایان را هم اطعام نمی‌کردیم‌///و اطعام مستمند نمی‌کردیم،///و نبودیم بخورانیم به ناتوان‌///«و بینوایان را غذا نمی‌داده‌ایم» quran_en_fa "But we used to talk vanities with vain talkers; و با فرورفتگان [در گفتار و کردار باطل] فرومی رفتیم،///و با فرورفتگان [در گفتار و کردار باطل] فرومی رفتیم،///و با آنان که سخن باطل مى‌گفتند هماواز مى‌شدیم،///و با آنها که باطل مى‌بافتند هم آواز مى‌شدیم///با هرزه‌درایان هرزه‌درایى مى‌کردیم،///و همراه با فرورفتگان، [در گفتار و کردار باطل‌] فرومى‌رفتیم.///و ما با اهل باطل به بطالت می‌پرداختیم.///و با ژاژخایان ژاژخایی می‌کردیم‌///و پیوسته با اهل باطل همنشین و همصدا بودیم،///و بودیم فرو می‌رفتیم با فروروندگان‌///«و با هرزه‌درایان هرزه‌درایی می‌کرده‌ایم» quran_en_fa "And we used to deny the Day of Judgment, و همواره روز جزا را انکار می‌کردیم///و همواره روز جزا را انکار می‌کردیم///و روز قیامت را دروغ مى‌انگاشتیم.///و همواره روز جزا را تکذیب مى‌کردیم///و روز جزا را دروغ مى‌شمردیم،///و پیوسته روز جزا را تکذیب مى‌کردیم.///و ما روز جزا را تکذیب می‌کردیم.///و روز جزا را دروغ می‌انگاشتیم‌///و همواره روز جزا را انکار می‌کردیم،///و بودیم تکذیب می‌کردیم به روز دین‌///«و با روز جزا (همان را) تکذیب می‌کرده‌ایم.» quran_en_fa "Until there came to us (the Hour) that is certain." تا آنکه مرگ ما فرا رسید.///تا آنکه مرگ ما فرا رسید.///تا مرگ ما فرا رسید.///تا آن که مرگ به سراغمان آمد///تا مرگ ما در رسید.»///تا آن که امر یقینى [مرگ] به سراغ ما آمد.»///تا آنکه یقین (که ساعت مرگ است) بر ما فرا رسید.///تا آنکه مرگ به سراغمان آمد///تا زمانی که مرگ ما فرا رسید!»///تا بیامد ما را یقین‌///«تا یقینمان در رسید.» quran_en_fa Then will no intercession of (any) intercessors profit them. پس آنان را شفاعت شفیعان سودی نمی‌دهد؛///پس آنان را شفاعت شفیعان سودی نمی‌دهد؛///پس شفاعت شفاعت‌کنندگان سودشان نبخشید.///پس شفاعت شفیعان سودشان نبخشد///از این رو شفاعت شفاعت‌کنندگان به حال آنها سودى نمى‌بخشد.///پس شفاعت میانجی‌گران سودشان ندهد.///پس شفاعت شفیعان در حق آنان هیچ سودی نبخشد.///حال شفاعت شفیعان سودشان ندهد///از این رو شفاعت شفاعت‌کنندگان به حال آنها سودی نمی‌بخشد.///پس سود ندهدشان شفاعت شفاعتگران‌///پس شفاعت شفاعت‌کنندگان سودشان ندهد. quran_en_fa Then what is the matter with them that they turn away from admonition?- آنان را چه شده که از تذکر و هشدار روی گردانند؟///آنان را چه شده که از تذکر و هشدار روی گردانند؟///چه شده است که از این پند اعراض مى‌کنند؟///پس آنها را چه شده است که از این تذکار [قرآن‌] روى گردانند///چرا آنها از تذکر روى گردانند؟!///آنان را چه شده که از تذکر [قرآن] روى‌گردانند؟///اینک چرا از یاد آن روز سخت خود (و از ذکر و اندرز قرآن) اعراض می‌کنند؟///ایشان را چه می‌شود که از اندرز رویگردانند///چرا آنها از تذکر روی گردانند؟!///پس چه شودشان که از یاد آوردند روی گردانان‌///پس چیست برایشان (که) از یادواره رویگردانند؟! quran_en_fa As if they were affrighted asses, گویی گورخرانی وحشی و رمیده‌اند///گویی گورخرانی وحشی و رمیده‌اند///مانند گورخران رمیده‌///گویى آنان خرانى رمنده‌اند///گویى گورخرانى رمیده‌اند،///گویا آنان گورخرانى هستند،///گویی گورخران گریزانی هستند.///گویی درازگوشانی رمانند///گویی گورخرانی رمیده‌اند،///گوئیا آنانند خران رمنده‌///که گویی بی‌گمان گورخرانی رمیده‌اند، quran_en_fa Fleeing from a lion! که از [چنگال] شیری گریخته‌اند؛///که از [چنگال] شیری گریخته‌اند؛///که از شیر مى‌گریزند.///که از شیرى گریخته‌اند///که از (مقابل) شیرى فرار کرده‌اند!///که از شیری [شرزه] مى‌گریزند.///که از شیر درنده می‌گریزند.///که از شیر می‌گریزند///که از (مقابل) شیری فرار کرده‌اند!///که گریخته‌اند از شیری ژیان‌///(که‌) از مقابل شیری ژیان فرار کرده‌اند! quran_en_fa Forsooth, each one of them wants to be given scrolls (of revelation) spread out! بلکه هر کدام از آنان توقع دارد نامه هایی سرگشاده [از سوی خدا] دریافت دارد!///بلکه هر کدام از آنان توقع دارد نامه هایی سرگشاده [از سوی خدا] دریافت دارد!///بلکه هر یک از ایشان مى‌خواهد که نامه‌هایى گشاده به او داده شود.///بلکه هر فردى از آنها انتظار دارد که وى را نامه‌هاى سرگشاده بدهند///بلکه هر کدام از آنها انتظار دارد نامه جداگانه‌اى (از سوى خدا) براى او فرستاده شود!///بلکه هر یک از آنان توقع دارد کتابى سرگشاده [همانند قرآن] به او داده شود.///بلکه هر یک از آنها می‌خواهند که برایشان هم (مانند پیمبران) صحیفه وحی آسمانی باز آید (تا ایمان آرند).///بلکه هر یک از ایشان می‌خواهد که به او نامه‌هایی سرگشاده دهند///بلکه هر کدام از آنها انتظار دارد نامه جداگانه‌ای (از سوی خدا) برای او فرستاده شود!///بلکه خواهد هر مردی از ایشان که داده شود نامه‌هائی گشاده (پهناور)///بلکه هرکدام از آنها انتظار دارد نامه‌ی جداگانه‌ای بس گشوده و انتشار یافته (از سوی خدا) برایش فرستاده شود! quran_en_fa By no means! But they fear not the Hereafter, این چنین نیست [که علت فرارشان از دین برای دریافت نکردن نامه باشد] بلکه [فرارشان برای این است که] از آخرت نمی‌ترسند؛///این چنین نیست [که علت فرارشان از دین برای دریافت نکردن نامه باشد] بلکه [فرارشان برای این است که] از آخرت نمی‌ترسند؛///آرى، که از آخرت نمى‌ترسند.///چنین نیست، بلکه آنها از آخرت نمى‌ترسند///چنین نیست که آنان مى‌گویند، بلکه آنها از آخرت نمى‌ترسند!///هرگز! [این بهانه است!] بلکه آنان از آخرت نمى‌ترسند.///هرگز (چنین نیست که پنداشتند) بلکه از (عذاب) آخرت نمی‌ترسند.///حاشا، حق این است که از آخرت نمی‌ترسند///چنین نیست که آنان می‌گویند، بلکه آنها از آخرت نمی‌ترسند!///نه چنین است بلکه بیم ندارند آخرت را///چنان نیست (که آنان می‌گویند)، بلکه از آخرت نمی‌هراسند! quran_en_fa Nay, this surely is an admonition: این چنین نیست [که نامه سرگشاده‌ای از سوی ما به آنان رسد]، بلکه بی تردید این قرآن تذکر و هشداری است [که برای جهانیان کافی است.]///این چنین نیست [که نامه سرگشاده‌ای از سوی ما به آنان رسد]، بلکه بی تردید این قرآن تذکر و هشداری است [که برای جهانیان کافی است.]///آرى، که این قرآن اندرزى است.///چنین نیست، بى‌تردید این [قرآن‌] تذکارى است///چنین نیست که آنها مى‌گویند، آن (قرآن) یک تذکر و یادآورى است!///هرگز! [ما کتابی جز قرآن نازل نمی‌کنیم] که آن یادآورى [ارزشمند] است.///چنین نیست (که آنها پنداشتند) قرآن محققا همه پند و یادآوری است.///حاشا، آن پندآموزی است‌///چنین نیست که آنها می‌گویند، آن (قرآن) یک تذکر و یادآوری است!///نه چنین است همانا آن یادآوریی است‌///چنان نیست (که آنها می‌گویند)! این (قرآن) بی‌گمان یادواره‌ای است. quran_en_fa Let any who will, keep it in remembrance! پس هرکه بخواهد از آن پند گیرد،///پس هرکه بخواهد از آن پند گیرد،///هر که خواهد، آن را بخواند.///پس هر که خواست از آن پند گیرد///هر کس بخواهد از آن پند مى‌گیرد؛///پس هرکس خواست، از آن پند گیرد.///تا هر که خواهد متذکر آن شود.///و هر کس خواهد از آن پندگیرد///هر کس بخواهد از آن پند می‌گیرد؛///که هر که خواهد یاد آوردش‌///پس هرکس بخواهد یادش آورد. quran_en_fa But none will keep it in remembrance except as Allah wills: He is the Lord of Righteousness, and the Lord of Forgiveness. و از آن پند نمی‌گیرند مگر آنکه خدا بخواهد، او سزاوار است که از وی پروا کنند، و سزاوار است که به آمرزشش امید بندند.///و از آن پند نمی‌گیرند مگر آنکه خدا بخواهد، او سزاوار است که از وی پروا کنند، و سزاوار است که به آمرزشش امید بندند.///و پند نمى‌گیرند، مگر اینکه خدا خواهد. او شایان آن است که از او بترسند. و او شایان آمرزیدن است.///ولى پند نگیرند مگر آن که خدا خواهد. او سزاوار پروا و او سزاوار آمرزش است///و هیچ کس پند نمى‌گیرد مگر اینکه خدا بخواهد؛ او اهل تقوا و اهل آمرزش است!///و پند نمى‌گیرند مگر آن که خدا بخواهد. او سزاوار است که از وى پروا کنند و او سزاوار است که [پرهیزکاران را] بیامرزد.///و نخواهند متذکر شوند جز آنکه خدا بخواهد (یعنی بدون مشیت و لطف الهی کسی بهشتی و سعادتمند نخواهد شد. از او رواست تقوا و ترس و بیم و شوق و امیدواری که) او اهل تقوا و اهل آمرزش و مغفرت است.///و پند نگیرند مگر آنکه خدا خواهد، اوست که سزاوار پرهیز ورزیدن است، و سزاوار آمرزگاری‌///و هیچ کس پند نمی‌گیرد مگر اینکه خدا بخواهد؛ او اهل تقوا و اهل آمرزش است!///و یادآور نشوند جز آنکه بخواهد خدا اوست اهل پرهیزکاری و اهل آمرزیدن‌///و هیچ کس به یاد نمی‌آورد، مگر اینکه خدا بخواهد؛ او اهل تقوی و اهل پوشش است! quran_en_fa I do call to witness the Resurrection Day; به روز قیامت سوگند می‌خورم،///به روز قیامت سوگند می‌خورم،///قسم مى‌خورم به روز قیامت.///نه، سوگند به روز رستاخیز///سوگند به روز قیامت،///به روز قیامت سوگند مى‌خورم.///چنین نیست (که کافران پنداشتند) قسم به روز (بزرگ) قیامت.///سوگند به روز قیامت می‌خورم‌///سوگند به روز قیامت،///سوگند یاد نکنم به روز رستاخیز///به روز قیامت سوگند ندارم! quran_en_fa And I do call to witness the self-reproaching spirit: (Eschew Evil). و به نفس سرزنش‌گر قسم می‌خورم.///و به نفس سرزنش‌گر قسم می‌خورم.///و قسم مى‌خورم به نفس ملامتگر.///و [باز] نه، سوگند به نفس ملامتگر [که زنده مى‌شوید]///و سوگند به (نفس لوامه و) وجدان بیدار و ملامتگر (که رستاخیز حق است)!///و به نفس سرزنش‌گر سوگند مى‌خورم.///و قسم به نفس پر حسرت و ملامت (یعنی نفس انسان که در قیامت خود را بر تقصیر و گناه بسیار ملامت کند و حسرت خورد). [جواب قسم محذوف است، یعنی به اینها سوگند می‌خورم که آدمیان را در روز قیامت برخواهم انگیخت. (م) ژ)]///و سوگند به نفس ملامت‌گر///و سوگند به (نفس لوامه و) وجدان بیدار و ملامتگر (که رستاخیز حق است)!///و نه سوگند آرم به نهاد (به روان) سرزنشگر///و نه سوگند به نفس لوامه [: وجدان بیدار و ملامتگر]. quran_en_fa Does man think that We cannot assemble his bones? آیا انسان گمان می‌کند که ما هرگز استخوان هایش را جمع نخواهیم کرد؟///آیا انسان گمان می‌کند که ما هرگز استخوان هایش را جمع نخواهیم کرد؟///آیا آدمى مى‌پندارد که ما استخوانهایش را گرد نخواهیم آورد؟///آیا انسان مى‌پندارد که هرگز استخوان‌هایش را جمع نخواهیم کرد///آیا انسان مى‌پندارد که هرگز استخوانهاى او را جمع نخواهیم کرد؟!///آیا انسان مى‌پندارد که هرگز استخوان‌هاى او را جمع نمى‌کنیم؟///آیا آدمی پندارد که ما دیگر ابدا استخوانهای (پوسیده) او را باز جمع نمی‌کنیم؟///آیا انسان چنین می‌پندارد که هرگز استخوانهای [پوسیده و پراکنده‌] او را گرد نمی‌آوریم؟///آیا انسان می‌پندارد که هرگز استخوانهای او را جمع نخواهیم کرد؟!///آیا پندارد انسان که هرگز گرد نیاریم استخوانهایش را///آیا انسان می‌پندارد که هرگز استخوان‌هایش را جمع نخواهیم کرد؟! quran_en_fa Nay, We are able to put together in perfect order the very tips of his fingers. چرا در حالی که تواناییم که [خطوط] سر انگشتانش را درست و نیکو بازسازی کنیم،///چرا در حالی که تواناییم که [خطوط] سر انگشتانش را درست و نیکو بازسازی کنیم،///آرى، ما قادر هستیم که سر انگشتهایش را برابر کنیم.///چرا، در حالى که قادریم بر این که سر انگشتان او را هم بازسازیم///آرى قادریم که (حتى خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتب کنیم!///چرا! ما تواناییم [خطوط] سر انگشتان او را [بار دیگر] درست کنیم.///بلی (استخوانهای او را جمع می‌کنیم) در حالی که ما قادریم که سرانگشتان او را هم منظم درست گردانیم.///حق این است که تواناییم بر این که سرانگشتهای او را فراهم آوریم‌///آری قادریم که (حتی خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتب کنیم!///بلی توانائیم بر آنکه راست کنیم سرانگشتانش را///آری‌! قادریم که (حتی خطوط سر) انگشتان او را سازمان دهیم! quran_en_fa But man wishes to do wrong (even) in the time in front of him. [نه اینکه به گمان او قیامتی در کار نباشد] بلکه انسان می‌خواهد [با دست و پا زدن در شک و تردید] فرارویش را [از اعتقاد به قیامت که بازدارنده‌ای قوی است] باز کند [تا برای ارتکاب هر گناهی آزاد باشد!]///[نه اینکه به گمان او قیامتی در کار نباشد] بلکه انسان می‌خواهد [با دست و پا زدن در شک و تردید] فرارویش را [از اعتقاد به قیامت که بازدارنده‌ای قوی است] باز کند [تا برای ارتکاب هر گناهی آزاد باشد!]///بلکه آدمى مى‌خواهد که در آینده نیز به کارهاى ناشایست پردازد.///[انکار معاد دلیل موجهى ندارد]، بلکه انسان مى‌خواهد در آینده‌ى خود بدکارى کند/// (انسان شک در معاد ندارد) بلکه او مى‌خواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت) در تمام عمر گناه کند!///ولى انسان مى‌خواهد راه فسق و فجور را پیش روى خود باز کند.///بلکه انسان می‌خواهد آنچه (از عمرش) در پیش است همه را به فجور و هوای نفس گذراند.///بلکه انسان می‌خواهد در مهلتی که در پیش دارد، فسق و فجور کند///(انسان شک در معاد ندارد) بلکه او می‌خواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت) در تمام عمر گناه کند!///بلکه خواهد انسان که باز کند پیش رویش را///بلکه انسان همی خواهد تا پیش رویش را بشکافد [: خدا را علنی بنگرد و قیامت را ببیند و پیوسته فجور کند]! quran_en_fa He questions: "When is the Day of Resurrection?" [با حالتی آمیخته با تردید] می‌پرسد: روز قیامت چه وقت است؟///[با حالتی آمیخته با تردید] می‌پرسد: روز قیامت چه وقت است؟///مى‌پرسد: روز قیامت چه وقت خواهد بود؟///[از سر انکار] مى‌پرسد: روز رستاخیز چه وقت است/// (از این‌رو) مى‌پرسد: «قیامت کى خواهد بود»!///[پس، از روى تردید] مى‌پرسد: «روز قیامت چه وقت است؟»///(که دایم با شک و انکار) می‌پرسد کی روز قیامت (و حساب) خواهد بود؟///[از سر استکبار] می‌پرسد روز قیامت چه وقت است؟///(از این رو) می‌پرسد: «قیامت کی خواهد بود»!///پرسد کی است روز قیامت‌///(از این رو) می‌پرسد: «قیامت کی خواهد بود؟!» quran_en_fa At length, when the sight is dazed, پس هنگامی [است] که چشم [از سختی و هولناکی آن] خیره شود،///پس هنگامی [است] که چشم [از سختی و هولناکی آن] خیره شود،///روزى که چشمها خیره شود،///پس آن‌گاه که چشم [از وحشت‌] خیره گردد/// (بگو:) در آن هنگام که چشمها از شدت وحشت به گردش در آید،///پس آن‌گاه که [در آستانه‌ی قیامت] چشم‌ها خیره گردد،///(بگو) روزی که چشمهای خلقان (از وحشت و هول) خیره بماند.///آنگاه که دیدگان خیره شود///(بگو:) در آن هنگام که چشمها از شدت وحشت به گردش درآید،///تا گاهی که بدرخشد دیده‌///پس در آن هنگام که چشم (از شدت وحشت) برق زند (و به گردش در آید)، quran_en_fa And the moon is buried in darkness. و ماه تاریک و بی نور گردد،///و ماه تاریک و بی نور گردد،///و ماه تیره شود،///و ماه در خسوف افتد///و ماه بى‌نور گردد،///و ماه تاریک شود،///و ماه تابان تاریک شود.///و ماه تیره شود///و ماه بی‌نور گردد،///و بگیرد ماه‌///و ماه بی‌‌نور گردد، quran_en_fa And the sun and moon are joined together,- و خورشید و ماه به هم جمع شوند.///و خورشید و ماه به هم جمع شوند.///و آفتاب و ماه در یک جاى گرد آیند.///و خورشید و ماه یک جا جمع شوند///و خورشید و ماه یک جا جمع شوند،///و خورشید و ماه جمع شوند،///و میان خورشید و ماه جمع گردد (و هر دو بی‌نور شوند).///و خورشید و ماه فرا یکدیگر آورده شوند///و خورشید و ماه یک جا جمع شوند،///و گردآورده شوند مهر و ماه‌///و خورشید و ماه یک‌جا جمع شوند، quran_en_fa That Day will Man say: "Where is the refuge?" آن روز انسان گوید: گریزگاه کجاست؟///آن روز انسان گوید: گریزگاه کجاست؟///انسان در آن روز مى‌گوید: راه گریز کجاست؟///آن روز انسان مى‌گوید: گریزگاه کجاست///آن روز انسان مى‌گوید: «راه فرار کجاست؟!»///در آن روز انسان خواهد گفت: «راه گریز کجاست؟»///در آن روز انسان گوید: (ای وای از سختی عذاب) کجا مفر و پناهی خواهد بود؟///انسان گوید در چنین روزی گریزگاه کجاست؟///آن روز انسان می‌گوید: «راه فرار کجاست؟!»///گوید انسان در آن روز کجا است گریزگاه‌///انسان در آن‌هنگام گوید: «گریزگاه کجاست‌؟!» quran_en_fa By no means! No place of safety! این چنین نیست، هرگز پناهگاهی وجود ندارد.///این چنین نیست، هرگز پناهگاهی وجود ندارد.///هرگز، پناهگاهى نیست.///حاشا! پناهگاهى نیست///هرگز چنین نیست، راه فرار و پناهگاهى وجود ندارد!///هرگز! پناهگاهى نیست.///هرگز مفر و پناهگاهی نیست.///حاشا، پناهی نیست‌///هرگز چنین نیست، راه فرار و پناهگاهی وجود ندارد!///نه چنین است نیست گریزگاه‌///هرگز (چنین نیست.)! راه فراری (از این گیرودار) و پناهگاهی نیست! quran_en_fa Before thy Lord (alone), that Day will be the place of rest. آن روزقرارگاه [نهایی] فقط به سوی پروردگار توست.///آن روزقرارگاه [نهایی] فقط به سوی پروردگار توست.///قرارگاه همه در این روز نزد پروردگار توست.///آن روز قرارگاه [نهایى‌] به سوى پروردگار توست///آن روز قرارگاه نهایى تنها بسوى پروردگار تو است؛///آن روز قرارگاه فقط به سوى پروردگار توست.///آن روز جز درگاه خدا آرامگاهی هیچ نیست.///سرانجام [همه چیز و همه کار] با پروردگار توست‌///آن روز قرارگاه نهایی تنها بسوی پروردگار تو است؛///بسوی پروردگار تو است در آنروز آرامشگاه‌///آن روز قرارگاه (نهایی) تنها سوی پروردگار تو است‌. quran_en_fa That Day will Man be told (all) that he put forward, and all that he put back. آن روز است که انسان را به اعمالی که از دیرباز یا پس از آن انجام داده، آگاه می‌کنند.///آن روز است که انسان را به اعمالی که از دیرباز یا پس از آن انجام داده، آگاه می‌کنند.///در این روز آدمى را از هر چه پیشاپیش فرستاده و بعد از خویش گذاشته است خبر مى‌دهند.///آن روز انسان بدانچه پیش فرستاده و بعد فرستاده آگاهى داده مى‌شود///و در آن روز انسان را از تمام کارهایى که از پیش یا پس فرستاده آگاه مى‌کنند!///آن روز انسان به آنچه پیش فرستاده و آنچه به جای گذاشته است، خبر داده مى‌شود.///آن روز آدمی به (نتیجه) هر نیک و بدی که در مقدم و مؤخر عمر کرده آگاه خواهد شد.///در این روز انسان را از آنچه پیش فرستاده یا باز پس داشته است آگاه سازند///و در آن روز انسان را از تمام کارهایی که از پیش یا پس فرستاده آگاه می‌کنند!///آگاه شود انسان در آن روز بدانچه پیش فرستاد و پس انداخت‌///و در آن روز انسان از تمام آنچه پیش فرستاده و واگذاشته بسی آگاهی مهم داده می‌شود. quran_en_fa Nay, man will be evidence against himself, بلکه انسان خود به وضع خویش بیناست.///بلکه انسان خود به وضع خویش بیناست.///بلکه آدمى خویشتن خویش را نیک مى‌شناسد،///بلکه انسان خود بر [نیک و بد] خویشتن بیناست///بلکه انسان خودش از وضع خود آگاه است،///بلکه انسان بر نفس خویش بیناست.///بلکه انسان خود بر (نیک و بد) خویش به خوبی بیناست.///حق این است که انسان بر نفس خود بصیر است‌///بلکه انسان خودش از وضع خود آگاه است،///بلکه انسان است بر جان خویشتن بینا///بلکه انسان خودش بر (وضع) خودش بسی آگاه است! quran_en_fa Even though he were to put up his excuses. و هر چند [برای توجیه گناهانش] بهانه‌ها بتراشد///و هر چند [برای توجیه گناهانش] بهانه‌ها بتراشد///هر چند به زبان عذرها آورد.///هر چند [به زبان‌] عذرهایش را پیش آورد///هر چند (در ظاهر) براى خود عذرهایى بتراشد!///هر چند [براى توجیه گناهانش‌] بهانه‌ها بتراشد.///هر چند (پرده‌های) عذر (بر چشم بصیرت) خود بیفکند.///ولو بهانه‌هایش را در میان آورد///هر چند (در ظاهر) برای خود عذرهایی بتراشد!///و هر چند بیفکند بهانه‌های خویش را///و هرچند (در ظاهر برای خود) عذرهایی بیفکند! quran_en_fa Move not thy tongue concerning the (Qur'an) to make haste therewith. [پیش از پایان یافتن وحی به وسیله جبرئیل] زبانت را به حرکت در نیاور تا در خواندن آن شتاب ورزی.///[پیش از پایان یافتن وحی به وسیله جبرئیل] زبانت را به حرکت در نیاور تا در خواندن آن شتاب ورزی.///به تعجیل زبان به خواندن قرآن مجنبان،///زبانت را به قرآن [پیش از تمام شدن وحیش‌] حرکت مده که به [قرائت‌] آن شتاب کنى///زبانت را بخاطر عجله براى خواندن آن [= قرآن‌] حرکت مده،///[اى پیامبر! به هنگام نزول وحى،] زبان خود را به حرکت در نیاور تا نسبت به تلاوت آن شتاب کنى.///(ای رسول در حال وحی) با شتاب و عجله زبان به قرائت قرآن مگشای.///زبانت را به [بازخوانی وحی‌] مجنبان که در کار آن شتاب کنی‌///زبانت را بخاطر عجله برای خواندن آن [= قرآن‌] حرکت مده،///نجنبان بدان زبانت را تا بشتابی بدان‌///(ای پیامبر!) زبانت را به‌خاطر عجله برای خواندن آن [: قرآن] حرکت مده. quran_en_fa It is for Us to collect it and to promulgate it: بی تردید گردآوردن و [به هم پیوند دادن آیات که بر تو وحی می‌شود و چگونگی] قرائتش بر عهده ماست،///بی تردید گردآوردن و [به هم پیوند دادن آیات که بر تو وحی می‌شود و چگونگی] قرائتش بر عهده ماست،///که گردآوردن و خواندنش بر عهده ماست.///چرا که جمع آورى و قرائت آن بر [عهده‌ى‌] ماست///چرا که جمع‌کردن و خواندن آن بر عهده ماست!///گردآوردن و خواندن آن به عهده‌ی ماست.///که ما خود قرآن را مجموع و محفوظ داشته و بر تو فرا خوانیم.///گردآوری و بازخوانی آن بر عهده ماست‌///چرا که جمع‌کردن و خواندن آن بر عهده ماست!///که همانا بر ما است گردآوردنش و خواندنش‌///همانا گردآوریش و خواندنش تنها بر عهده‌ی ماست! quran_en_fa But when We have promulgated it, follow thou its recital (as promulgated): پس هنگامی که آن را [به طور کامل] خواندیم، [به همان صورت] خواندنش را دنبال کن.///پس هنگامی که آن را [به طور کامل] خواندیم، [به همان صورت] خواندنش را دنبال کن.///چون خواندیمش، تو آن خواندن را پیروى کن.///پس چون آن را قرائت کردیم، تو آن قرائت را پیروى کن///پس هر گاه آن را خواندیم، از خواندن آن پیروى کن!///پس چون آن را خواندیم، قرائت آن را دنبال کن.///و آن‌گاه که بر خواندیم تو پیرو قرآن آن باش.///و چون آن را باز خوانیم، از بازخوانی‌اش پیروی کن‌///پس هر گاه آن را خواندیم، از خواندن آن پیروی کن!///تا گاهی که خوانیمش پس پیروی کن از خواندنش‌///پس هنگامی که آن را خواندیم، از خواندنش پیروی کن! quran_en_fa Nay more, it is for Us to explain it (and make it clear): سپس توضیح و بیانش نیز بر عهده ماست.///سپس توضیح و بیانش نیز بر عهده ماست.///سپس بیان آن بر عهده ماست.///سپس توضیح آن [نیز] بر عهده‌ى ماست///سپس بیان (و توضیح) آن (نیز) بر عهده ماست!///آن‌گاه بیان آن بر عهده ماست.///پس از آن بر ماست که (حقایق) آن را بر تو بیان کنیم.///سپس شرح و بیان آن بر عهده ماست‌///سپس بیان و (توضیح) آن (نیز) بر عهده ماست!///سپس همانا بر ما است بیانش‌///سپس بیان آن (نیز) بی‌گمان بر عهده‌ی ماست! quran_en_fa Nay, (ye men!) but ye love the fleeting life, [اینکه می‌پندارید قیامتی در کار نیست] این چنین نیست، بلکه شما عاشق ایندنیای زودگذر هستید،///[اینکه می‌پندارید قیامتی در کار نیست] این چنین نیست، بلکه شما عاشق ایندنیای زودگذر هستید،///آرى، شما این جهان زودگذر را دوست مى‌دارید،///ولى نه، [شما دنیاى‌] زود گذر را دوست مى‌دارید///چنین نیست که شما مى‌پندارید (و دلایل معاد را کافى نمى‌دانید)؛ بلکه شما دنیاى زودگذر را دوست دارید (و هوسرانى بى‌قید و شرط را)!///چنین نیست [که شما مى‌پندارید قیامتى در کار نیست]، بلکه به این دنیاى زودگذر دل‌بسته‌اید.///هرگز، بلکه شما (کافران لجوج) تمام دنیای نقد عاجل را دوست دارید.///حاشا، حق این است که بهره زودیاب [دنیوی‌] را دوست دارید///چنین نیست که شما می‌پندارید (و دلایل معاد را کافی نمی‌دانید)؛ بلکه شما دنیای زودگذر را دوست دارید (و هوسرانی بی‌قید و شرط را)!///نه چنین است بلکه دوست دارید شتابان را///هرگز (چنان نیست که شما می‌پندارید)؛ بلکه شما (دنیای) زودگذر را دوست می‌دارید! quran_en_fa And leave alone the Hereafter. و همواره آخرت را [برای این عشق بی پایه] رها می‌کنید.///و همواره آخرت را [برای این عشق بی پایه] رها می‌کنید.///و آخرت را فرو مى‌گذارید.///و آخرت را وا مى‌گذارید///و آخرت را رها مى‌کنید!///و آخرت را رها کرده‌اید.///و به کلی کار آخرت را واگذارید.///و [بهره دیریاب‌] آخرت را فرو می‌گذارید///و آخرت را رها می‌کنید!///و رها کنید پایان را///و آخرت را وامی‌گذارید! quran_en_fa Some faces, that Day, will beam (in brightness and beauty);- در آن روز چهره هایی شاداب است؛///در آن روز چهره هایی شاداب است؛///در آن روز چهره‌هایى هست زیبا و درخشان،///در آن روز چهره‌هایى خرم و شادابند/// (آرى) در آن روز صورتهایى شاداب و مسرور است،///چهره‌هایى در آن روز شاداب و با طراوت است.///آن روز رخسار طایفه‌ای (از شادی) بر افروخته و نورانی است.///در چنین روز، چهره‌هایی تازه و خرم باشد///(آری) در آن روز صورتهایی شاداب و مسرور است،///چهره‌هائی است در آن روز خرم‌///چهره‌هایی در آن روز باطروات است، quran_en_fa Looking towards their Lord; [با دیده دل] به پروردگارش نظر می‌کند///[با دیده دل] به پروردگارش نظر می‌کند///که سوى پروردگارشان نظر مى‌کنند؛///به سوى پروردگار خود مى‌نگرند///و به پروردگارش مى‌نگرد!///و به [لطف و پاداش] پروردگارشان چشم دوخته‌اند.///و به چشم قلب جمال حق را مشاهده می‌کنند.///به سوی پروردگارشان نگران‌///و به پروردگارش می‌نگرد!///بسوی پروردگار خویش نگران‌///(که) سوی (رحمت) پروردگارشان نگرانند! quran_en_fa And some faces, that Day, will be sad and dismal, و چهره هایی عبوس و درهم کشیده است؛///و چهره هایی عبوس و درهم کشیده است؛///و چهره‌هایى هست عبوس و ترش،///و چهره‌هایى در آن روز عبوس و درهم است///و در آن روز صورتهایى عبوس و در هم کشیده است،///و چهره‌هایى در آن روز گرفته است.///و رخسار گروهی دیگر عبوس و غمگین است.///و در چنین روز چهره‌هایی دژم باشد///و در آن روز صورتهایی عبوس و در هم کشیده است،///و چهره‌هائی است در آن روز دژم‌///و در آن روز صورت‌هایی عبوس و درهم‌‌کشیده است، quran_en_fa In the thought that some back-breaking calamity was about to be inflicted on them; چون یقین دارند که در معرض عذابی کمرشکن قرار خواهند گرفت.///چون یقین دارند که در معرض عذابی کمرشکن قرار خواهند گرفت.///که مى‌داند آن عذاب کمرشکن بر او فرود آید.///[چرا که‌] مى‌داند عذاب شکننده‌اى در پیش دارد///زیرا مى‌داند عذابى در پیش دارد که پشت را در هم مى‌شکند!///زیرا مى‌دانند مورد عذابى کمرشکن قرار مى‌گیرند.///که می‌دانند حادثه ناگواری در پیش است که پشت آنها را می‌شکند.///که می‌داند بلایی کمرشکن بر سر او آید///زیرا می‌داند عذابی در پیش دارد که پشت را در هم می‌شکند!///پندارند که کرده نشود با ایشان کاری کمرشکن‌///(که) گمان دارند عذابی در پیش دارند که پشت را می‌شکند! quran_en_fa Yea, when (the soul) reaches to the collar-bone (in its exit), این چنین نیست [که می‌پندارد]، هنگامی که جان به گلوگاه رسد،///این چنین نیست [که می‌پندارد]، هنگامی که جان به گلوگاه رسد،///آرى، چون جان به گلوگاه رسد،///نه، چنین نیست، آن‌گاه که جان به گلوگاه رسید///چنین نیست (که انسان مى‌پندارد! او ایمان نمى‌آورد) تا موقعى که جان به گلوگاهش رسد،///[انسان مى‌پندارد دنیاى زودگذر همیشگی است،] هرگز! آن‌گاه که جان به گلوگاه برسد.///چنین نیست (که منکران قیامت پنداشتند. باش تا) آن گاه که جانشان به گلو رسد.///حاشا، چون جان به گلوگاهها رسد///چنین نیست (که انسان می‌پندارد! او ایمان نمی‌آورد) تا موقعی که جان به گلوگاهش رسد،///نه چنین است بلکه گاهی که برسد گلوگاه‌ها را///چنان نیست (که انسان می‌پندارد! او ایمان نمی‌آورد) تا موقعی که جان به گلوگاهش رسد، quran_en_fa And there will be a cry, "Who is a magician (to restore him)?" و [کسان بیمار] گویند: درمان کننده این بیمار کیست؟///و [کسان بیمار] گویند: درمان کننده این بیمار کیست؟///و گفته شود که چه کسى است که افسون بخواند؟///و گفته شد: چاره‌ساز کیست///و گفته شود: «آیا کسى هست که (این بیمار را از مرگ) نجات دهد؟!»///و [اطرافیان بیمار] بگویند: «درمان‌کننده [این بیمار] کیست؟»///و (اهلش) گویند: کیست که چاره درد این بیمار تواند کرد؟///و گفته شود کیست افسونگر [درمانگر]///و گفته شود: «آیا کسی هست که (این بیمار را از مرگ) نجات دهد؟!»///و گفته شود کیست درمان‌بخش (فسونگر)///و گفته شود: «آیا کیست که (مرا از مرگ) نجات دهد؟!» quran_en_fa And he will conclude that it was (the Time) of Parting; و [بیمار] یقین می‌کند [که با رسیدن جان به گلوگاه] زمان جدایی [از دنیا، ثروت، زن و فرزند] فرا رسیده است!///و [بیمار] یقین می‌کند [که با رسیدن جان به گلوگاه] زمان جدایی [از دنیا، ثروت، زن و فرزند] فرا رسیده است!///و یقین کند که زمان جدایى فرا رسیده،///و دانست که آن، هنگامه جدایى [از دنیا] است///و به جدائى از دنیا یقین پیدا کند،///و [محتضر] بداند که هنگام جدایى فرارسیده است.///و بیمار خود یقین به مفارقت از دنیا کند (که ملک موت را به چشم ببیند).///و به یقین داند که هنگام جدایی است‌///و به جدائی از دنیا یقین پیدا کند،///پندارد که آن است جدائی‌///و گمان کرد که این همواره (همان) جدایی است. quran_en_fa And one leg will be joined with another: و [از سختی جان کندن] ساق به ساق به هم پیچد؛///و [از سختی جان کندن] ساق به ساق به هم پیچد؛///و ساقهاى پا در هم پیچیده شوند،///و [محتضر از سختى جان دادن‌] ساق‌هایش به هم پیچید///و ساق پاها (از سختى جان دادن) به هم بپیچد!///و ساق‌های پا به یکدیگر بپیچد [و دیگر حرکتى نکند].///و ساقهای پا (از شدت غم عقبی و حسرت دنیا) به هم در پیچد.///و هنگامه بالا گیرد///و ساق پاها (از سختی جان‌دادن) به هم بپیچد!///و بپیچد ساق به ساق‌///و ساق (زندگی) به ساق (مرگ) در هم بپیچید. quran_en_fa That Day the Drive will be (all) to thy Lord! آن روز، روز سوق و مسیر به سوی پروردگار توست.///آن روز، روز سوق و مسیر به سوی پروردگار توست.///آن روز روز راندنش به سوى پروردگار توست.///آن روز، روز رانده شدن به سوى پروردگار تو [براى حساب‌] است/// (آرى) در آن روز مسیر همه بسوى (دادگاه) پروردگارت خواهد بود!///در آن روز، روانه شدن به سوى پروردگار توست.///در آن روز خلق را به سوی خدا خواهند کشید.///در چنین روز سیر و سرانجام به سوی پروردگار توست‌///(آری) در آن روز مسیر همه بسوی (دادگاه) پروردگارت خواهد بود!///بسوی پروردگار تو است در آن روز شدنگاه‌///در آن روز مسیر همه تنها سوی (دادگاه) پروردگارت خواهد بود! quran_en_fa So he gave nothing in charity, nor did he pray!- [در آن حال فرشتگان می‌گویند: این به کام مرگ افتاده] نه [دعوت پیامبر را] باور کرد، و نه نماز خواند؛///[در آن حال فرشتگان می‌گویند: این به کام مرگ افتاده] نه [دعوت پیامبر را] باور کرد، و نه نماز خواند؛///نه تصدیق کرده است و نه نماز گزارده است.///پس نه تصدیق کرد و نه نماز گزارد/// (در آن روز گفته مى‌شود:) او هرگز ایمان نیاورد و نماز نخواند،///او که نه حق را تصدیق کرد و نه نماز گزارد.///پس (آن روز وای بر آن که چون ابو جهل) حق را تصدیق نکرد و نماز (و طاعتش) بجا نیاورد.///[مدعی‌] نه [حق را] تصدیق کرد، و نه نمازگزارد///(در آن روز گفته می‌شود:) او هرگز ایمان نیاورد و نماز نخواند،///پس نه تصدیق کرد و نه نماز گزارد///پس او نه تصدیق کرد و نه نماز خواند. quran_en_fa But on the contrary, he rejected Truth and turned away! بلکه [در میان اجتماعات] تکذیب کرد و روی گرداند؛///بلکه [در میان اجتماعات] تکذیب کرد و روی گرداند؛///اما تکذیب کرده و اعراض کرده است.///بلکه تکذیب کرد و روى گردانید///بلکه تکذیب کرد و روى‌گردان شد،///بلکه تکذیب کرد و روى گردانید.///بلکه (خدا را) تکذیب کرد و (از حکمش) رو بگردانید.///بلکه دروغ انگاشت و رویگردان شد///بلکه تکذیب کرد و روی‌گردان شد،///و لیکن تکذیب کرد و روی برتافت‌///بلکه رویگرداند. quran_en_fa Then did he stalk to his family in full conceit! سپس متکبرانه و خرامان به سوی کسانش رفت.///سپس متکبرانه و خرامان به سوی کسانش رفت.///آنگاه خرامان نزد کسانش رفته است.///سپس مغرورانه سوى کسانش رفت///سپس بسوى خانواده خود باز گشت در حالى که متکبرانه قدم برمى‌داشت!///و سپس با کبر و غرور به سوى خانواده‌اش رفت.///و آن گاه با تکبر و نخوت به سوی اهل خویش روی آورد.///سپس تبخترکنان به سوی خانواده‌اش رفت‌///سپس بسوی خانواده خود بازگشت در حالی که متکبرانه قدم برمی‌داشت!///پس روان شد بسوی خاندان خویش خرامان (خمیازه‌کشان)///سپس سوی خانه‌ی خود بازگشت در حالی که چون خران (خرامان) قدم برمی‌داشت! quran_en_fa Woe to thee, (O men!), yea, woe! [و گویند: با این وضعی که داری، عذاب دوزخ] برای تو شایسته‌تر است، شایسته‌تر!///[و گویند: با این وضعی که داری، عذاب دوزخ] برای تو شایسته‌تر است، شایسته‌تر!///واى بر تو، پس واى بر تو.///[با این اعمال‌] واى بر تو! پس واى بر تو/// (با این اعمال) عذاب الهى براى تو شایسته‌تر است، شایسته‌تر!///[عذاب الهى] براى تو شایسته‌تر است، شایسته‌تر!///(به وی خطاب شود) وای (بر زندگی) و (صد) وای بر (مرگ) تو.///وای بر تو، باز هم وای بر تو///(با این اعمال) عذاب الهی برای تو شایسته‌تر است، شایسته‌تر!///تو را سزد پس تو را سزد///(این ناهنجاری) شایسته‌تر است برای تو، پس شایسته‌تر. quran_en_fa Again, Woe to thee, (O men!), yea, woe! باز هم شایسته‌تر است شایسته‌تر.///باز هم شایسته‌تر است شایسته‌تر.///باز هم واى بر تو، پس واى بر تو.///باز هم واى بر تو! سپس واى بر تو///سپس عذاب الهى براى تو شایسته‌تر است، شایسته‌تر!///باز هم شایسته‌تر است، شایسته‌تر!///پس (از مرگ هم) وای (بر برزخ) و (صد) وای بر (روز محشر) تو.///سپس وای بر تو، و باز هم وای بر تو///سپس عذاب الهی برای تو شایسته‌تر است، شایسته‌تر!///سپس تو را سزد پس تو را سزد///سپس (این ناهنجاری) برای تو شایسته‌تر است، پس شایسته‌تر. quran_en_fa Does man think that he will be left uncontrolled, (without purpose)? آیا انسان گمان می‌کند بیهوده و مهمل [و بدون تکلیف و مسؤولیت] رها می‌شود؟!///آیا انسان گمان می‌کند بیهوده و مهمل [و بدون تکلیف و مسؤولیت] رها می‌شود؟!///آیا انسان مى‌پندارد که او را به حال خود واگذاشته‌اند؟///آیا انسان مى‌پندارد که بى‌هدف رها مى‌شود///آیا انسان گمان مى‌کند بى‌هدف رها مى‌شود؟!///آیا انسان مى‌پندارد که به حال خود رها مى‌شود؟///آیا آدمی می‌پندارد که او را مهمل (از تکلیف و ثواب و عقاب) گذارند (و غرضی در خلقتش منظور ندارند).///آیا انسان می‌پندارد که به امان خود رها خواهد شد؟///آیا انسان گمان می‌کند بی‌هدف رها می‌شود؟!///آیا پندارد انسان که گذارده شود رها///آیا انسان گمان می‌کند که بی‌هدف و مهمل رها می‌شود؟! quran_en_fa Was he not a drop of sperm emitted (in lowly form)? آیا نطفه‌ای از منی که در رحم ریخته می‌شود نبود؟///آیا نطفه‌ای از منی که در رحم ریخته می‌شود نبود؟///آیا او نطفه‌اى از منى که در رحمى ریخته شده، نبوده است؟///مگر او نطفه‌اى که [در رحم‌] ریخته مى‌شود نبود///آیا او نطفه‌اى از منى که در رحم ریخته مى‌شود نبود؟!///آیا او قطره‌اى از منى نبود که ریخته مى‌شد؟///آیا آدمی قطره آب نطفه نبود که (در رحم) ریزند؟///آیا نطفه‌ای از منی که [در رحم‌] ریخته شده بود، نبود؟///آیا او نطفه‌ای از منی که در رحم ریخته می‌شود نبود؟!///آیا نبود چکه‌ای از منی که ریخته شود///آیا او نطفه‌ای از منی‌ای که می‌جهد نبود؟! quran_en_fa Then did he become a leech-like clot; then did (Allah) make and fashion (him) in due proportion. سپس علقه شد و خدا او را آفرید و اندامش را درست و نیکو ساخت،///سپس علقه شد و خدا او را آفرید و اندامش را درست و نیکو ساخت،///سپس لخته‌اى خون؟ آنگاه به اندام درستش بیافرید.///سپس خون بسته‌اى شد و [خدایش‌] شکل داد و درست کرد///سپس بصورت خون‌بسته در آمد، و خداوند او را آفرید و موزون ساخت،///سپس خون بسته‌اى شد و [خداوند] آن را آفرینش داد و [اندامش را] استوار ساخت.///و پس از نطفه خون بسته شد و آن گاه (خدایش به این صورت زیبای حیرت انگیز) آفرید و آراسته ساخت.///سپس خون بسته‌ای بود که [خداوندش‌] آفرید و به سامان کرد///سپس بصورت خون بسته در آمد، و خداوند او را آفرید و موزون ساخت،///پس گردید خونی بسته پس بیافرید پس بیاراست‌///سپس به صورت خون بسته‌‌ای [: آویزک] در آمد. پس خدا او را آفرید و سازمان داد، quran_en_fa And of him He made two sexes, male and female. و از او دو زوج به وجود آورد یکی نر و دیگر ماده،///و از او دو زوج به وجود آورد یکی نر و دیگر ماده،///و آنها را دو صنف کرد: نر و ماده.///پس دو جنس نر و ماده را از آن، پدید آورد///و از او دو زوج مرد و زن آفرید!///و دو جنس زن و مرد را از آن پدید آورد.///پس آن گاه از او دو صنف نر و ماده پدید آورد.///و از آن جفتی نرینه و مادینه پدید آورد///و از او دو زوج مرد و زن آفرید!///پس گردانید از او دو جفت را نر و ماده‌///تا از او دو زوج: مرد و زن آفرید! quran_en_fa Has not He, (the same), the power to give life to the dead? آیا چنین نیرومند آگاهی توانا نیست که مردگان را زنده کند؟///آیا چنین نیرومند آگاهی توانا نیست که مردگان را زنده کند؟///آیا خداوند قادر نیست که مردگان را زنده سازد؟///آیا این [خدا] قادر نیست که مردگان را زنده کند///آیا چنین کسى قادر نیست که مردگان را زنده کند؟!///آیا این [خدای نیرومند] توانا نیست که مردگان را زنده کند؟///آیا چنین خدای (با قدرت و حکمت) باز نتواند مردگان را زنده گرداند؟///آیا آن [آفریدگار] توانا بر آن نیست که مردگان را زنده کند؟///آیا چنین کسی قادر نیست که مردگان را زنده کند؟!///آیا نیست آن توانا بر آنکه زنده سازد مرده‌گان را///آیا (چنان نیرومندی‌) بر زنده کردن مردگان توانا نیست‌؟! quran_en_fa Has there not been over Man a long period of Time, when he was nothing - (not even) mentioned? آیا بر انسان زمانی از روزگار گذشت که چیزی در خور ذکر نبود؟///آیا بر انسان زمانی از روزگار گذشت که چیزی در خور ذکر نبود؟///هرآینه بر انسان مدتى از زمان گذشت و او چیزى در خور ذکر نبود.///مگر نه این است که مدت زمانى بر انسان گذشت که چیز قابل ذکرى نبود///آیا زمانى طولانى بر انسان گذشت که چیز قابل ذکرى نبود؟!///آیا بر انسان دوره‌اى از روزگار گذشت که چیز قابل ذکرى نبود؟///آیا بر انسان روزگارانی نگذشت که چیزی هیچ لایق ذکر نبود؟///آری مدتی از روزگار بر انسان گذشت که هنوز چیزی قابل ذکر نبود///آیا زمانی طولانی بر انسان گذشت که چیز قابل ذکری نبود؟!///آیا گذشت بر انسان گاهی از روزگار که نبود چیزی یادآورده‌///آیا زمانی از دهر [: طول زمان جهان] بر انسان گذشت که چیزی قابل ذکر نبود؟! quran_en_fa Verily We created Man from a drop of mingled sperm, in order to try him: So We gave him (the gifts), of Hearing and Sight. ما انسان را از نطفه آمیخته و مختلطی [از مواد و عناصر] آفریدیم و او را از حالتی به حالتی و شکلی به شکلی [از نطفه به علقه، از علقه به مضغه، از مضغه به استخوان تا طفلی کامل] درآوردیم، پس او را شنوا و بینا قرار دادیم.///ما انسان را از نطفه آمیخته و مختلطی [از مواد و عناصر] آفریدیم و او را از حالتی به حالتی و شکلی به شکلی [از نطفه به علقه، از علقه به مضغه، از مضغه به استخوان تا طفلی کامل] درآوردیم، پس او را شنوا و بینا قرار دادیم.///ما آدمى را از نطفه‌اى آمیخته بیافریده‌ایم، تا او را امتحان کنیم. و شنوا و بینایش ساخته‌ایم.///همانا ما انسان را از نطفه‌اى آمیخته آفریدیم، که او را خواهیم آزمود، پس وى را شنوا و بینا گردانیدیم///ما انسان را از نطفه مختلطى آفریدیم، و او را مى‌آزماییم؛ (بدین جهت) او را شنوا و بینا قرار دادیم!///همانا ما انسان را از نطفه‌اى آمیخته آفریدیم و او را از حالتى به حالتى درآوردیم، پس او را شنوا و بینا گردانیدیم.///ما انسان را از آب نطفه مختلط (بی حس و شعور) خلق کردیم و او را می‌آزماییم و بدین سبب دارای قوای چشم و گوش (و مشاعر و عقل و هوش) گردانیدیم.///ما انسان را از نطفه‌ای آمیخته آفریده‌ایم و به آزمونش کشانده‌ایم، و او را شنوا و بینا ساخته‌ایم‌///ما انسان را از نطفه مختلطی آفریدیم، و او را می‌آزماییم؛ (بدین جهت) او را شنوا و بینا قرار دادیم!///همانا ما آفریدیم انسان را از چکه آبی به هم آمیخته که می‌آزمودیمش پس گردانیدیمش شنوائی بینا///ما بی‌گمان انسان را از نطفه‌ای همسازان [: مخلوط] آفریدیم -‌حال آنکه او را همواره می‌آزماییم‌- پس شنوا و بینایش کردیم. quran_en_fa We showed him the Way: whether he be grateful or ungrateful (rests on his will). ما راه را به او نشان دادیم یا سپاس گزار خواهد بود یا ناسپاس.///ما راه را به او نشان دادیم یا سپاس گزار خواهد بود یا ناسپاس.///راه را به او نشان داده‌ایم. یا سپاسگزار باشد یا ناسپاس.///ما راه را به او نشان دادیم، یا سپاسگزار است [مى‌پذیرد] و یا کفران [مى‌کند]///ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس!///ما راه را به او نشان دادیم، خواه سپاسگرار باشد، یا ناسپاس.///ما به حقیقت راه (حق و باطل) را به او نمودیم حال خواهد (هدایت پذیرد و) شکر (این نعمت) گوید و خواهد (آن نعمت را) کفران کند.///ما او را به راه آورده‌ایم، چه سپاسگزار باشد، چه ناسپاس‌///ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس!///همانا رهبریش کردیم راه را یا سپاسگزار و یا ناسپاس‌///ما همانا راه را به او نشان دادیم، خواه سپاسگزار باشد یا بسی ناسپاس! quran_en_fa For the Rejecters we have prepared chains, yokes, and a blazing Fire. ما برای کافران زنجیرها و بندها و آتش فروزان آماده کرده‌ایم.///ما برای کافران زنجیرها و بندها و آتش فروزان آماده کرده‌ایم.///ما براى کافران زنجیرها و غلها و آتش افروخته آماده کرده‌ایم.///بى‌گمان، ما براى کافران زنجیرها و بندها و شعله‌هاى سوزان آماده کرده‌ایم///ما براى کافران، زنجیرها و غلها و شعله‌هاى سوزان آتش آماده کرده‌ایم!///ما براى کافران، زنجیرها و غل‌ها و آتشى برافروخته آماده کرده‌ایم.///ما برای (کیفر) کافران غل و زنجیرها و آتش سوزان مهیا ساخته‌ایم.///ما برای کافران زنجیرها و بندها و آتش فروزان آماده ساخته‌ایم‌///ما برای کافران، زنجیرها و غلها و شعله‌های سوزان آتش آماده کرده‌ایم!///همانا ما آماده ساختیم برای کافران زنجیرهائی و گندهائی و آتشی سوزان‌///ما برای کافران، زنجیرها و غل‌ها و شعله‌های سوزان آتش را آماده کرده‌ایم! quran_en_fa As to the Righteous, they shall drink of a Cup (of Wine) mixed with Kafur,- همانا نیکان همواره از جامی می‌نوشند که نوشیدنی اش آمیخته به کافور [آن ماده سرد، سپید و معطر] است.///همانا نیکان همواره از جامی می‌نوشند که نوشیدنی اش آمیخته به کافور [آن ماده سرد، سپید و معطر] است.///نیکان از جامهایى مى‌نوشند که آمیخته به کافور است:///همانا نیکان از جامى نوشند که با عطر خوشى آمیخته است///به یقین ابرار (و نیکان) از جامى مى‌نوشند که با عطر خوشى آمیخته است،///همانا نیکان از پیمانه‌اى مى‌نوشند که با کافور [خوشبو] آمیخته شده است.///نکوکاران عالم (که در این آیه حضرت علی و فاطمه و حسنین علیهم السلام و شیعیانشان به اجماع خاصه و اخبار عامه مقصودند) در بهشت از جام شرابی نوشند که طبعش (در لطف و رنگ و بوی) کافور است.///بی‌گمان نیکان از جامی که آمیزه آن کافور است، می‌نوشند///به یقین ابرار (و نیکان) از جامی می‌نوشند که با عطر خوشی آمیخته است،///همانا نیکان می‌آشامند از جامی که آمیزش آن است کافور///همانا ابرار [: نیکان] از جامی می‌نوشند که با آمیزه‌ای عطرآگین (آمیخته) بوده است. quran_en_fa A Fountain where the Devotees of Allah do drink, making it flow in unstinted abundance. آن جام از چشمه‌ای است که همواره بندگان خدا از آن می‌نوشند و آن را به دلخواهشان هرگونه که بخواهند جاری می‌نمایند.///آن جام از چشمه‌ای است که همواره بندگان خدا از آن می‌نوشند و آن را به دلخواهشان هرگونه که بخواهند جاری می‌نمایند.///چشمه‌اى که بندگان خدا از آن مى‌نوشند و آن را به هر جاى که خواهند روان مى‌سازند.///چشمه‌اى که بندگان [خاص‌] خدا از آن بنوشند و [هر جا بخواهند] جارى‌اش سازند///چشمه‌اى که بندگان خدا از آن مى‌نوشند و [به دلخواه خویش‌] جاریش مى‌کنند.///چشمه‌اى که بندگان خدا از آن مى‌نوشند و هرگونه بخواهند، آن را جارى مى‌سازند.///از سرچشمه گوارایی آن بندگان خاص خدا می‌نوشند که به اختیارشان هر کجا خواهند جاریش سازند.///چشمه‌ای که بندگان [درستکار] خداوند از آن می‌آشامند و روان می‌کنندش هرگونه بخواهند///از چشمه‌ای که بندگان خاص خدا از آن می‌نوشند، و از هر جا بخواهند آن را جاری می‌سازند!///چشمه‌ای که نوشند از آن بندگان خدا بشکافندش شکافتنی‌///چشمه‌ای را (که) بندگان خدا از آن می‌نوشند، حال آنکه آن را به شدت روان می‌کنند، روان کردنی. quran_en_fa They perform (their) vows, and they fear a Day whose evil flies far and wide. [همانان که] همواره نذرشان را وفا می‌کنند، و از روزی که آسیب و گزندش گسترده است، می‌ترسند،///[همانان که] همواره نذرشان را وفا می‌کنند، و از روزی که آسیب و گزندش گسترده است، می‌ترسند،///به نذر وفا مى‌کنند و از روزى که شر آن همه جا را گرفته است مى‌ترسند.///[آنها] به نذر خود وفا کنند و از روزى که شر آن فراگیر است بترسند/// [همان بندگانى که‌] به نذر خود وفا مى‌کردند، و از روزى که گزند آن فراگیرنده است مى‌ترسیدند.///آنان به نذر [خود] وفا مى‌کنند و از روزى که شرش فراگیر است، مى‌ترسند.///به عهد و نذر خود وفا می‌کنند و از روزی که شر و سختیش همه اهل محشر را فراگیرد می‌ترسند.///آنان به نذر خود وفا می‌کنند و از روزی که شرش دامن‌گستر است، بیم دارند///آنها به نذر خود وفا می‌کنند، و از روزی که شر و عذابش گسترده است می‌ترسند،///پایدار مانند بر نذر و ترسند روزی را که بدی آن است پرزنان‌///(همان بندگانی که) به نذر (خود) وفا می‌کنند، و از روزی که گزند آن جویای پرواز بوده است، می‌ترسند. quran_en_fa And they feed, for the love of Allah, the indigent, the orphan, and the captive,- و غذا را در عین دوست داشتنش، به مسکین و یتیم و اسیر انفاق می‌کنند.///و غذا را در عین دوست داشتنش، به مسکین و یتیم و اسیر انفاق می‌کنند.///و طعام را در حالى که خود دوستش دارند به مسکین و یتیم و اسیر مى‌خورانند:///و طعام را با آن که دوستش دارند، به مستمند و یتیم و اسیر دهند///و به [پاس‌] دوستى [خدا]، بینوا و یتیم و اسیر را خوراک مى‌دادند.///و غذاى خود را با آن که به آن علاقه [و نیاز] دارند، به بینوا و یتیم و اسیر مى‌دهند.///و هم بر دوستی او (یعنی خدا) به فقیر و طفل یتیم و اسیر طعام می‌دهند.///و خوراک را با وجود دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر اطعام کنند///و غذای (خود) را با اینکه به آن علاقه (و نیاز) دارند، به «مسکین» و «یتیم» و «اسیر» می‌دهند!///و خورانند خوراک را با دوست داشتنش به بینوائی و یتیمی و برده‌ای‌///و بر (مبنای) دوستی خدا (و طعامشان)، آن را به بینوا و یتیم و اسیر می‌خورانند. quran_en_fa (Saying),"We feed you for the sake of Allah alone: no reward do we desire from you, nor thanks. [و می‌گویند:] ما شما را فقط برای خشنودی خدا اطعام می‌کنیم و انتظار هیچ پاداش و سپاسی را از شما نداریم.///[و می‌گویند:] ما شما را فقط برای خشنودی خدا اطعام می‌کنیم و انتظار هیچ پاداش و سپاسی را از شما نداریم.///جز این نیست که شما را براى خدا اطعام مى‌کنیم و از شما نه پاداشى مى‌خواهیم نه سپاسى.///[و در دل گویند:] ما فقط براى رضاى خدا شما را اطعام مى‌کنیم و هیچ پاداش و سپاسى از شما نمى‌خواهیم/// «ما براى خشنودى خداست که به شما مى‌خورانیم و پاداش و سپاسى از شما نمى‌خواهیم.///که ما فقط براى خشنودى خدا به شما غذا مى‌دهیم، نه پاداشى از شما مى‌خواهیم و نه سپاسى.///(و گویند) ما فقط برای رضای خدا به شما طعام می‌دهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسی هم نمی‌طلبیم.///[و در دل گویند] ما فقط برای خشنودی خداوند شما را اطعام می‌کنیم، از شما نه پاداشی می‌خواهیم، و نه سپاسی‌///(و می‌گویند:) ما شما را بخاطر خدا اطعام می‌کنیم، و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمی‌خواهیم!///جز این نیست که می‌خورانیم شما را برای روی خدا نخواهیم از شما پاداشی و نه سپاسی‌///(و به آنان می‌گویند:) «ما تنها برای خشنودی خداست که به شما می‌خورانیم و پاداش و سپاسی (هم) از شما نمی‌خواهیم.» quran_en_fa "We only fear a Day of distressful Wrath from the side of our Lord." ما از پروردگارمان در روزی که روز عبوس و بسیار هولناکی است می‌ترسیم.///ما از پروردگارمان در روزی که روز عبوس و بسیار هولناکی است می‌ترسیم.///ما از پروردگار خود مى‌ترسیم، در روزى که آن روز عبوس و سخت و هولناک است.///ما از پروردگار خود از روزى که سخت غمبار است هراسانیم///ما از پروردگارمان از روز عبوسى سخت، هراسناکیم.»///و ما از پروردگارمان، به خاطر روزى که به شدت گرفته و بسیار سخت است، مى‌ترسیم.///ما از (قهر) پروردگار خود به روزی که (از رنج و سختی آن رخسار خلق) در هم و غمگین است می‌ترسیم.///ما از پروردگارمان در روزی که دژم و دشوار است، می‌ترسیم‌///ما از پروردگارمان خائفیم در آن روزی که عبوس و سخت است!///همانا ترسیم از پروردگار خویش روزی را دژم‌خوی آشفته‌روی‌///«ما از پروردگارمان، از روزی (که) با چهره‌ای درهم نهاده است سخت هراسناکیم.» quran_en_fa But Allah will deliver them from the evil of that Day, and will shed over them a Light of Beauty and (blissful) Joy. پس خدا نگه دار آنان از آسیب و گزند آن روز است و شادابی و شادمانی به آنان عطا می‌کند.///پس خدا نگه دار آنان از آسیب و گزند آن روز است و شادابی و شادمانی به آنان عطا می‌کند.///خدا ایشان را از شر آن روز نگه داشت و آنان را طراوت و شادمانى بخشید.///پس خدا آنها را از شر آن روز نگاه دارد و بهجت و سرور به آنها ارزانى دارد///پس خدا [هم‌] آنان را از آسیب آن روز نگاه داشت و شادابى و شادمانى به آنان ارزانى داشت.///پس خداوند آنان را از شر آن روز نگاه می‌دارد و آنان را با شادى و سرورى بس بزرگ روبرو می‌کند.///خدا هم از شر و فتنه آن روز آنان را محفوظ داشت و به آنها روی خندان و دل شادمان عطا نمود.///سپس خداوند آنان را از شر آن روز در امان دارد و به ایشان تازگی و خرمی بنمایاند///(بخاطر این عقیده و عمل) خداوند آنان را از شر آن روز نگه می‌دارد و آنها را می‌پذیرد در حالی که غرق شادی و سرورند!///پس نگهداشتشان خدا از بدی آن روز و بدیشان ارزانی داشت خرمی و شادمانی‌///پس خدا (هم) آنان را از آسیب آن روز نگه داشت‌، و شادابی و شادمانی به آنان بسی ارزانی داشت. quran_en_fa And because they were patient and constant, He will reward them with a Garden and (garments of) silk. و آنان را برای اینکه [در برابر تکالیف دینی و حوادث روزگار] شکیبایی ورزیدند، بهشتی [عنبرسرشت] و لباسی ابریشمین پاداش می‌دهد.///و آنان را برای اینکه [در برابر تکالیف دینی و حوادث روزگار] شکیبایی ورزیدند، بهشتی [عنبرسرشت] و لباسی ابریشمین پاداش می‌دهد.///به پاداش صبرى که کرده‌اند پاداششان را بهشت و حریر داد.///و به پاس آن که صبر کردند، بهشت و حریر پاداششان دهد///و به [پاس‌] آنکه صبر کردند، بهشت و پرنیان پاداششان داد.///و آنها را برای صبرى که کردند، بهشتى [برین] و ابریشمى [نازنین] پاداش می‌دهد،///و پاداش آن صبر کامل بر ایثارشان باغ بهشت و لباس حریر بهشتی لطف فرمود.///و به آنان به خاطر شکیبی که ورزیده‌اند بوستانی [بهشتی‌] و [جامه‌] ابریشم پاداش دهد///و در برابر صبرشان، بهشت و لباسهای حریر بهشتی را به آنها پاداش می‌دهد!///و پاداششان داد بدانچه شکیبا شدند بهشتی و حریری‌///و به (پاس) آنکه صبر کردند، بهشت و پرنیان پاداششان داد. quran_en_fa Reclining in the (Garden) on raised thrones, they will see there neither the sun's (excessive heat) nor (the moon's) excessive cold. در آنجا بر تخت‌ها تکیه می‌زنند، در حالی که آفتابی [که از گرمایش ناراحت شوند] و سرمایی [که از سختی اش به زحمت افتند] نمی‌بینند،///در آنجا بر تخت‌ها تکیه می‌زنند، در حالی که آفتابی [که از گرمایش ناراحت شوند] و سرمایی [که از سختی اش به زحمت افتند] نمی‌بینند،///در آنجا بر تختها تکیه زده‌اند نه هیچ آفتابى مى‌بینند و نه سرمایى.///که در آن جا بر تخت‌ها تکیه زنند. در آن جا نه [گرماى‌] آفتاب بینند و نه سرما///در آن [بهشت‌] بر تختها [ى خویش‌] تکیه زنند. در آنجا نه آفتابى بینند و نه سرمایى.///در حالى که در آن [بهشت] بر تخت‌ها تکیه زده‌اند، در آنجا نه آفتابى [آزار دهنده] بینند و نه سرمایى [سوزان].///که در آن بهشت بر تختها (ی عزت) تکیه زنند و آنجا نه آفتابی سوزان بینند و نه سرمای ز مهریر (بلکه در هوایی بسیار خوش و باغی وسیع و دلکش تفرج کنند).///در آنجا بر اورنگها تکیه زده، در آنجا نه [گرمای‌] خورشیدی بینند و نه سرمای سختی‌///این در حالی است که در بهشت بر تختهای زیبا تکیه کرده‌اند، نه آفتاب را در آنجا می‌بینند و نه سرما را!///تکیه‌کنانند در آن بر بالینها نبینند در آن آفتابی و نه سرمائی‌///حال آنکه در آن (بهشت) بر تخت‌ها (ی خویش) تکیه‌زنندگانند. در آن‌جا نه (حرارت) آفتابی بینند و نه سرمایی طاقت‌فرسا. quran_en_fa And the shades of the (Garden) will come low over them, and the bunches (of fruit), there, will hang low in humility. و سایه‌های درختان به آنان نزدیک و میوه هایش به آسانی در دسترس است،///و سایه‌های درختان به آنان نزدیک و میوه هایش به آسانی در دسترس است،///سایه‌هاى درختانش بر سرشان افتاده و میوه‌هایش به فرمانشان باشد.///و سایه‌ها [ى درختان‌] بر آنها نزدیک و میوه‌هایش [براى چیدن‌] بسیار آسان است///و سایه‌ها [ى درختان‌] به آنان نزدیک است، و میوه‌هایش [براى چیدن‌] رام.///و سایه‌هاى درختان بر سرشان نزدیک و میوه‌هایش در دسترس آنهاست.///و سایه درختان بهشتی بر سر آنها و میوه‌هایش در دسترس و به اختیار آنهاست.///و سایه‌های آن به ایشان نزدیک باشد، و میوه‌های آن در کمال دسترس پذیری باشد///و در حالی است که سایه‌های درختان بهشتی بر آنها فرو افتاده و چیدن میوه‌هایش بسیار آسان است!///و نزدیک است بدیشان سایه‌هایش و رام گردیدند میوه‌هایش رام‌شدنی‌///حال آنکه سایه‌ها (ی درختان) بر آنان نزدیک است و چیدنی‌هایش (به‌گونه‌ای شگفت‌آور) رام. quran_en_fa And amongst them will be passed round vessels of silver and goblets of crystal,- و ظرف هایی از نقره فام، و قدح هایی بلورین [که پر از غذا و نوشیدنی است] پیرامون آنان می‌گردانند؛///و ظرف هایی از نقره فام، و قدح هایی بلورین [که پر از غذا و نوشیدنی است] پیرامون آنان می‌گردانند؛///کاسه‌هاى سیمین و کوزه‌هاى شراب میانشان به گردش در مى‌آید.///و ظروف سیمین و جام‌هاى بلورین بر آنها بگردانند///و ظروف سیمین و جامهاى بلورین، پیرامون آنان گردانده مى‌شود.///گرد آنان ظرف‌هاى نقره‌فام و تنگ‌هاى بلورین، [پر از غذا و نوشیدنى] گردانده می‌شود.///و (ساقیان زیبای حور و غلمان) با جامهای سیمین و کوزه‌های بلورین بر آنها دور زنند.///و بر ایشان ظرفهایی سیمین و کوزه‌هایی که آبگینه است می‌گردانند///و در گرداگرد آنها ظرفهایی سیمین و قدحهایی بلورین می‌گردانند (پر از بهترین غذاها و نوشیدنی‌ها)،///و گردش داده شود بر ایشان جامهائی از سیم و پیاله‌ها (صراحیهائی) که باشند آبگینه‌هائی‌///و ظروفی سیمین و جام‌هایی که بلورین بوده، بر (پیرامون) آنان گردانده می‌شود. quran_en_fa Crystal-clear, made of silver: they will determine the measure thereof (according to their wishes). جام هایی از نقره که آنها را به اندازه مناسب اندازه گیری کرده‌اند،///جام هایی از نقره که آنها را به اندازه مناسب اندازه گیری کرده‌اند،///کوزه‌هایى از سیم که آنها را به اندازه پر کرده‌اند.///جام‌هایى بلورین از نقره که درست به اندازه باشند///جامهایى از سیم که درست به اندازه [و با کمال ظرافت‌] آنها را از کار در آورده‌اند.///بلورهایى نقره‌فام که [نیکان] آنها را به هر اندازه که خواسته‌اند، اندازه‌گیرى کرده‌اند.///که آن بلورین کوزه‌ها به رنگ نقره خام و به اندازه و تناسب (اهلش) مقدر کرده‌اند.///آبگینه‌هایی از سیم که آنها را به اندازه پیموده باشند///ظرفهای بلورینی از نقره، که آنها را به اندازه مناسب آماده کرده‌اند!///آبگینه هائی از سیم که پرداختندش پرداختنی‌///جام‌هایی از نقره را که درست به‌اندازه (و با کمال ظرافت) آنها را از کار درآورده‌اند. quran_en_fa And they will be given to drink there of a Cup (of Wine) mixed with Zanjabil,- و در آنجا جامی که نوشیدنی اش آمیخته به زنجبیل است، به آنان می‌نوشانند،///و در آنجا جامی که نوشیدنی اش آمیخته به زنجبیل است، به آنان می‌نوشانند،///در آنجا جامى بنوشانندشان که آمیخته با زنجبیل باشد،///و در آن جا از جامى که آمیزه‌ى زنجبیل دارد به آنان مى‌نوشانند///و در آنجا از جامى که آمیزه زنجبیل دارد به آنان مى‌نوشانند.///در آن [بهشت]، جامى نوشانده مى‌شود که با زنجبیل [گرم و عطرآگین] آمیخته است.///و آنجا شرابی که طبعش چون زنجبیل (گرم و عطرآگین) است به آنها بنوشانند.///و در آنجا به آنان جامی بنوشانند که آمیزه آن زنجبیل است‌///و در آنجا از جامهایی سیراب می‌شوند که لبریز از شراب طهوری آمیخته با زنجبیل است،///و نوشانیده شوند در آن جامی که باشد آمیزش آن زنجبیل‌///و در آن‌جا از جامی که آمیزه‌ی زنجبیل داشته به آنان می‌نوشانند، quran_en_fa A fountain there, called Salsabil. از چشمه‌ای در آنجا که «سلسبیل» نامیده شود،///از چشمه‌ای در آنجا که «سلسبیل» نامیده شود،///از چشمه‌اى که آن را سلسبیل مى‌گویند.///از چشمه‌اى در بهشت که «سلسبیل» نامیده مى‌شود///از چشمه‌اى در آنجا که «سلسبیل» نامیده مى‌شود.///از چشمه‌اى در آنجا که سلسبیل نامیده مى‌شود.///در آنجا چشمه‌ای است که سلسبیلش نامند.///از چشمه‌ای در آنجا که سلسبیل نامیده می‌شود///از چشمه‌ای در بهشت که نامش سلسبیل است!///چشمه‌ای در آن که نامیده شود سلسبیل‌///چشمه‌ای در آن‌جا که سلسبیل نامیده می‌شود. quran_en_fa And round about them will (serve) youths of perpetual (freshness): If thou seest them, thou wouldst think them scattered Pearls. و پیرامونشان نوجوانانی جاودانی [برای پذیرایی از آنان] می‌گردند، که چون آنان را ببینی پنداری مرواریدی پراکنده‌اند،///و پیرامونشان نوجوانانی جاودانی [برای پذیرایی از آنان] می‌گردند، که چون آنان را ببینی پنداری مرواریدی پراکنده‌اند،///همواره پسرانى به گردشان مى‌چرخند که چون آنها را ببینى، پندارى مروارید پراکنده‌اند.///و بر گرد آنها پسرانى همیشه جوان بگردند که چون آنها را ببینى، پنداریشان که مرواریدهایى پراکنده‌اند///و بر گرد آنان پسرانى جاودانى مى‌گردند. چون آنها را ببینى، گویى که مرواریدهایى پراکنده‌اند.///و بر گردشان پسرانى همیشه نوجوان، [به خدمت] مى‌گردند، هرگاه آنان را ببینى، می‌پندارى مرواریدهایى غلطان و پراکنده‌اند.///و دور آن بهشتیان پسرانی زیبا که تا ابد نوجوانند و خوش سیما به خدمت می‌گردند که در آنها چو بنگری (از فرط صفا) گمان بری که لؤلؤ منثورند.///و پسرانی جاویدان برگرد آنان گردند، که چون بنگریشان، پنداریشان که مروارید پراکنده‌اند///و بر گردشان (برای پذیرایی) نوجوانانی جاودانی می‌گردند که هرگاه آنها را ببینی گمان می‌کنی مروارید پراکنده‌اند!///و گردش کنند بر ایشان پسرانی جاودانی گاهی که بنگریشان پنداریشان مرواریدهای پوشیده‌///و بر گردشان پسرانی جاودان می‌گردند. هنگامی که آنان را ببینی، گویی که مرواریدهایی (بر گرد خود) پراکنده‌اند. quran_en_fa And when thou lookest, it is there thou wilt see a Bliss and a Realm Magnificent. و چون آنجا را ببینی، نعمتی فراوان و کشوری بزرگ بینی،///و چون آنجا را ببینی، نعمتی فراوان و کشوری بزرگ بینی،///چون بنگرى، هر چه بنگرى نعمت فراوان است و فرمانروایى بزرگ.///و چون آن جا را بنگرى، ناز و نعمت [فراوان‌] و ملکى بى‌کران ببینى///و چون بدانجا نگرى [سرزمینى از] نعمت و کشورى پهناور مى‌بینى.///و چون آنجا را بنگرى، نعمتى [فراوان و وصف‌ناپذیر] و فرمانروایى بزرگى مى‌بینى.///و چون آن جایگاه نیکو را مشاهده کنی عالمی پر نعمت و کشوری بی نهایت بزرگ خواهی یافت.///و چون آنجا را بنگری، ناز و نعمت [فراوان‌] و ملک بیکران بینی‌///و هنگامی که آنجا را ببینی نعمتها و ملک عظیمی را می‌بینی!///و گاهی که بنگری آنجا بینی نعمتهائی و پادشاهی بزرگ‌///و هنگامی که بدانجا نگری، (سرزمینی از) نعمتی (بارور) و کشوری پهناور می‌بینی. quran_en_fa Upon them will be green Garments of fine silk and heavy brocade, and they will be adorned with Bracelets of silver; and their Lord will give to them to drink of a Wine Pure and Holy. بر اندامشان جامه هایی از حریر نازک و سبز رنگ و دیبای ستبر است و با دستبندهایی از نقره آراسته شده‌اند، و پروردگارشان باده طهور به آنان می‌نوشاند.///بر اندامشان جامه هایی از حریر نازک و سبز رنگ و دیبای ستبر است و با دستبندهایی از نقره آراسته شده‌اند، و پروردگارشان باده طهور به آنان می‌نوشاند.///بر تنشان جامه‌هایى است از سندس سبز و استبرق. و به دستبندهایى از سیم زینت شده‌اند. و پروردگارشان از شرابى پاکیزه سیرابشان سازد.///بر تنشان جامه‌هاى ابریشمى سبز و دیباى ستبر است و با دستبندهاى سیمین آراسته شده‌اند، و پروردگارشان باده‌اى پاک به آنان بنوشاند/// [بهشتیان را] جامه‌هاى ابریشمى سبز و دیباى ستبر در بر است و پیرایه آنان دستبندهاى سیمین است و پروردگارشان باده‌اى پاک به آنان مى‌نوشاند.///بر اندامشان جامه‌هاى سبز از دیباى نازک و ابریشم درشت بافت است و با دستبندهاى نقره آراسته شده‌اند و پروردگارشان شرابى پاک و پاک‌کننده به آنان مى‌نوشاند.///بر بالای بهشتیان، لطیف دیبای سبز و حریر ستبر است و بر دستهاشان دستبند نقره خام، و خدایشان شرابی پاک (و گوارا از کوثر عنایت) بنوشاند.///بر بالای آنان جامه‌هایی از ابریشم نازک سبز و ابریشم ستبر است، و به دستبندهای سیمین آراسته‌اند، و پروردگارشان به آنان شرابی پاکیزه نوشاند///بر اندام آنها [= بهشتیان‌] لباسهایی است از حریر نازک سبزرنگ، و از دیبای ضخیم، و با دستبندهایی از نقره آراسته‌اند، و پروردگارشان شراب طهور به آنان می‌نوشاند!///بر ایشان (فراز ایشان) است جامه‌های سندس سبزی و استبرقی و زیب داده شدند با دست‌بندهائی از سیم و نوشانیدشان پروردگارشان نوشابه پاک‌کننده‌///جامه‌های ابریشمین سبز و دیبای ستبر در برشان است و با دست‌بندهای سیمین زینت شده، و پروردگارشان آشامیدنی‌ای پاک‌کننده به آنان نوشانید. quran_en_fa "Verily this is a Reward for you, and your Endeavour is accepted and recognised." [به آنان گوید:] یقینا این [نعمت‌ها] پاداش شماست و تلاشتان مقبول افتاده است؛///[به آنان گوید:] یقینا این [نعمت‌ها] پاداش شماست و تلاشتان مقبول افتاده است؛///این پاداش شماست و از کوششتان سپاسگزارى شده است.///همانا این پاداشى براى شماست و از تلاش شما سپاسگزارى شده است///این [پاداش‌] براى شماست و کوشش شما مقبول افتاده است.///«این پاداشى است براى شما و کوشش شما مورد سپاس است.»///این بهشت به حقیقت پاداش (اعمال) شماست و سعی و اشتیاقتان (در راه طاعت حق) مشکور و مقبول است.///این پاداشی برای شماست و سعی شما مشکور است‌///این پاداش شماست، و سعی و تلاش شما مورد قدردانی است!///همانا این است شما را پاداشی و بوده است کوشش شما سپاسگزارده‌///«همانا این برای شما پاداشی بوده است و کوشش شما مشکور بوده است.» quran_en_fa It is We Who have sent down the Qur'an to thee by stages. به راستی ما قرآن را به تدریج بر تو نازل کردیم؛///به راستی ما قرآن را به تدریج بر تو نازل کردیم؛///ما قرآن را بر تو نازل کردیم، نازل‌کردنى نیکو.///به تحقیق ما قرآن را آن طور که باید بر تو نازل کردیم///در حقیقت، ما قرآن را بر تو به تدریج فرو فرستادیم.///همانا ما خود، قرآن را آن‌گونه که باید، بر تو فروفرستادیم.///محققا ما این قرآن (عظیم الشأن) را بر تو فرو فرستادیم.///ما خود قرآن را بر تو چنانکه باید و شاید فرو فرستاده‌ایم‌///مسلما ما قرآن را بر تو نازل کردیم!///همانا ما فرستادیم بر تو قرآن را فرستادنی‌///در حقیقت ما قرآن را بر تو به تدریج فروفرستادیم فرستادنی (رسا). quran_en_fa Therefore be patient with constancy to the Command of thy Lord, and hearken not to the sinner or the ingrate among them. پس در برابر فرمان پروردگارت شکیبا باش، و از هیچ گنهکار یا کافری از آنان اطاعت مکن،///پس در برابر فرمان پروردگارت شکیبا باش، و از هیچ گنهکار یا کافری از آنان اطاعت مکن،///در برابر فرمان پروردگارت صابر باش و از هیچ گناهکار یا ناسپاسى اطاعت مکن.///پس براى حکم پروردگارت صبور باش، و از آنها هیچ گناه پیشه یا ناسپاسى را اطاعت مکن///پس در برابر فرمان پروردگارت شکیبایى کن، و از آنان گناهکار یا ناسپاسگزار را فرمان مبر.///پس در برابر فرمان پروردگارت صبر پیشه کن! و از هیچ گنه‌کار یا ناسپاس آنان فرمان نبر!///پس بر اطاعت حکم پروردگارت صبور و شکیبا باش و هیچ از مردم بدکار کفر کیش اطاعت مکن.///به انتظار حکم پروردگارت شکیبا باش و از آنان از هیچ گناهکار یا ناسپاسی اطاعت مکن‌///پس در (تبلیغ و اجرای) حکم پروردگارت شکیبا (و با استقامت) باش، و از هیچ گنهکار یا کافری از آنان اطاعت مکن!///پس شکیبا شو برای حکم پروردگار خویش و فرمانبرداری نکن از ایشان گنهکاری را یا ناسپاسی‌///پس برای (رسیدن) فرمان پروردگارت شکیبایی کن و از (میان) آنان گناهکاری یا بسی ناسپاس را فرمان مبر. quran_en_fa And celebrate the name of thy Lord morning and evening, و صبح و شام نام پروردگارت را یاد کن.///و صبح و شام نام پروردگارت را یاد کن.///و بامدادان و شامگاهان نام پروردگارت را بر زبان بیاور.///و هر صبح و شام نام پروردگارت را یاد کن///و نام پروردگارت را بامدادان و شامگاهان یاد کن.///و بامداد و شامگاه، نام پروردگارت را یاد کن!///و نام خدایت را صبح و شام (به عظمت) یاد کن.///و هر بامداد و شامگاهی نام پروردگارت را یاد کن‌///و نام پروردگارت را هر صبح و شام به یاد آور!///و ببر نام پروردگارت را بامدادان و شب‌هنگام‌///و نام پروردگارت را بامدادان و شامگاهان یاد کن. quran_en_fa And part of the night, prostrate thyself to Him; and glorify Him a long night through. و پاره‌ای از شب را سر به سجده گذار، و او را در شب طولانی تسبیح گوی.///و پاره‌ای از شب را سر به سجده گذار، و او را در شب طولانی تسبیح گوی.///در پاره‌اى از شب سجده‌اش کن و در همه درازناى شب تسبیحش گوى.///و پاسى از شب را براى او سجده کن و بخشى طولانى از شب او را تسبیح گوى///و بخشى از شب را در برابر او سجده کن و شب‌ [هاى‌] دراز، او را به پاکى بستاى.///و بخشى از شب را براى او سجده کن! و در بلنداى شب به تسبیح او بپرداز!///و شب را برخی (در نماز) به سجده خدا پرداز و شام دراز به تسبیح و ستایش او صبح گردان.///و در بخشی از شب برای او [به نماز] سجده کن و در بخشی بلند از شب او را نیایش کن‌///و در شبانگاه برای او سجده کن، و مقداری طولانی از شب، او را تسبیح گوی!///و از شب پس سجده کن برایش و تسبیحش گوی شبی دراز///و پاسی از شب را پس برایش سجده کن، و شبی دراز او را به پاکی بستای. quran_en_fa As to these, they love the fleeting life, and put away behind them a Day (that will be) hard. بی تردید اینان [که گنهکار و ناسپاس اند] دنیای زودگذر را دوست دارند [و فقط برای به دست آوردن آن می‌کوشند] و روز هولناک و سختی را که پیش رو دارند وامی گذارند.///بی تردید اینان [که گنهکار و ناسپاس اند] دنیای زودگذر را دوست دارند [و فقط برای به دست آوردن آن می‌کوشند] و روز هولناک و سختی را که پیش رو دارند وامی گذارند.///اینان این دنیاى زودگذر را دوست دارند و آن روز دشوار را پس پشت مى‌افکنند.///به تحقیق اینان دنیاى زود گذر را دوست مى‌دارند و روزى گرانبار را پشت سرشان رها مى‌کنند [و به فراموشى مى‌سپارند]///اینان دنیاى زودگذر را دوست دارند، و روزى گرانبار را [به غفلت‌] پشت سر مى‌افکنند.///اینان [دنیاى] زودگذر را دوست دارند و روز گرانبار [قیامت] را پشت سر مى‌اندازند.///این مردم کافر غافل همه دنیای نقد عاجل را دوست می‌دارند و آن روز (قیامت) سخت سنگین را به کلی از یاد می‌برند.///بی‌گمان اینان بهره [زودیاب‌] دنیوی را دوست دارند و روزی سنگین را که در پیش دارند، رها می‌کنند///آنها زندگی زودگذر دنیا را دوست دارند، در حالی که روز سختی را پشت سر خود رها می‌کنند!///همانا اینان دوست دارند شتابان را و بگذارند پشت سر خویش روزی سنگین را///اینان همواره (دنیای) شتابان زودگذر را دوست دارند و روزی گرانبار را (به غفلت) پشت (سر) می‌افکنند. quran_en_fa It is We Who created them, and We have made their joints strong; but, when We will, We can substitute the like of them by a complete change. ما آنان را آفریدیم و مفاصلشان را [با رشته‌های اعصاب و عضلات] محکم و استوار کردیم، و هرگاه بخواهیم [آنان را نابود می‌کنیم و] امثال و نظایرشان را [که مطیع و فرمانبردارند] به جای آنان قرار می‌دهیم.///ما آنان را آفریدیم و مفاصلشان را [با رشته‌های اعصاب و عضلات] محکم و استوار کردیم، و هرگاه بخواهیم [آنان را نابود می‌کنیم و] امثال و نظایرشان را [که مطیع و فرمانبردارند] به جای آنان قرار می‌دهیم.///ما آدمیان را آفریدیم و اعضا و مفاصلشان را نیرومند گردانیدیم و اگر خواهیم، به جاى آنها قومى همانندشان بیاوریم.///ما آنها را آفریدیم و بندبندشان را استوار کردیم، و هر وقت بخواهیم [آنها را مى‌بریم و] به راحتى امثالشان را جایگزین مى‌کنیم///ماییم که آنان را آفریده و پیوند مفاصل آنها را استوار کرده‌ایم، و چون بخواهیم، [آنان را] به نظایرشان تبدیل مى‌کنیم.///ماییم که آنان را آفریدیم و پیوندهاى مفاصلشان را محکم ساختیم و هرگاه بخواهیم، مانند آنها را چنان که باید به جاى آنان مى‌آوریم.///ما اینان را آفریدیم و محکم بنیان ساختیم و هرگاه بخواهیم همه را فانی ساخته و مانندشان قوم دیگر خلق می‌کنیم.///ما آنان را آفریده‌ایم و پیوندشان را استوار داشته‌ایم، و چون خواهیم آنان را به همانندانشان جانشین می‌سازیم‌///ما آنها را آفریدیم و پیوندهای وجودشان را محکم کردیم، و هر زمان بخواهیم جای آنان را به گروه دیگری می‌دهیم!///ما آفریدیمشان و استوار ساختیم آفرینش ایشان را و هر گاه خواهیم تبدیل کنیم بمانندگان ایشان تبدیلی‌///ما آنان را آفریده و پیوند (مفاصل) آنها را استوار کردیم و هنگامی که بخواهیم، آنان را به مانندهاشان تبدیل می‌کنیم. quran_en_fa This is an admonition: Whosoever will, let him take a (straight) Path to his Lord. همانا این [آیات قرآن] تذکر و هشداری است؛ پس هر کس بخواهد راهی به سوی پروردگارش [با تکیه بر این آیات] برگزیند،///همانا این [آیات قرآن] تذکر و هشداری است؛ پس هر کس بخواهد راهی به سوی پروردگارش [با تکیه بر این آیات] برگزیند،///این اندرزى است. پس هر که خواهد، راهى به سوى پروردگار خویش برگزیند.///مسلما این [آیات‌] تذکارى است، پس هر که خواهد راهى به سوى پروردگار خود در پیش گیرد///این [آیات،] پندنامه‌اى است. تا هر که خواهد، راهى به سوى پروردگار خود پیش گیرد.///این [آیات] پندی است. پس هر کس بخواهد، راهى به سوى پروردگارش [در پیش] گیرد.///این آیات پند و تذکری است، پس هر که (سعادت و حسن عاقبت) بخواهد راهی به سوی خدای خود پیش گیرد.///این پندآموزی است، پس هر کس که خواهد راهی به سوی پروردگارش در پیش گیرد///این یک تذکر و یادآوری است، و هر کس بخواهد (با استفاده از آن) راهی به سوی پروردگارش برمی‌گزیند!///همانا این است یادآوریی تا هر که خواهد برگیرد بسوی پروردگار خویش راهی را///بی‌گمان این (آیات) یادواره‌ای است. پس هر کس بخواهد، راهی سوی پروردگارش برگیرد. quran_en_fa But ye will not, except as Allah wills; for Allah is full of Knowledge and Wisdom. و تا خدا نخواهد، نخواهید خواست؛ یقینا خدا همواره دانا و حکیم است.///و تا خدا نخواهد، نخواهید خواست؛ یقینا خدا همواره دانا و حکیم است.///و شما جز آن نمى‌خواهید که خدا خواسته باشد، زیرا خدا دانا و حکیم است.///و [این را] نمى‌خواهید مگر آن که خدا بخواهد، قطعا خدا داناى حکیم است///و تا خدا نخواهد، [شما] نخواهید خواست؛ قطعا خدا داناى حکیم است.///و شما چیزى را نمى‌خواهید، مگر این که خدا بخواهد. خداوند همواره دانایی فرزانه است.///و شما (کافران، راه حق را) نمی‌خواهید مگر خدای بخواهد (و به قهر شما را به این راه بدارد)، که البته خدا دانا و به صلاح بندگان آگاه است.///و [چنین چیزی‌] نخواهید مگر آنکه خدا خواهد، بی‌گمان خداوند دانای فرزانه است‌///و شما هیچ چیز را نمی‌خواهید مگر اینکه خدا بخواهد، خداوند دانا و حکیم بوده و هست!///و نخواهید جز آنکه خواهد خدا همانا بوده است خدا دانشمند حکیم‌///و تا خدا نخواهد، (شما) نخواهید خواست‌؛ همواره خدا بسیار دانای حکیم بوده است. quran_en_fa He will admit to His Mercy whom He will; But the wrong-doers,- for them has He prepared a grievous Penalty. هر کس را بخواهد در رحمتش درآورد و برای ستمکاران عذابی دردناک آماده کرده است.///هر کس را بخواهد در رحمتش درآورد و برای ستمکاران عذابی دردناک آماده کرده است.///هر کس را که بخواهد مشمول رحمت خود سازد، و براى ستمکاران عذابى دردآور آماده کرده است.///هر که را خواهد به رحمت خویش درمى‌آورد و براى ظالمان عذابى دردناک آماده کرده است///هر که را خواهد، به رحمت خویش در مى‌آورد، و براى ظالمان عذابى پردرد آماده کرده است.///هر که را بخواهد، به رحمت خود درمى‌آورد و براى ستمکاران عذابى دردناک آماده کرده است.///هر که را بخواهد در (بهشت) رحمت خود داخل گرداند و برای ستمکاران عالم عذاب دردناک مهیا ساخته است.///هر کس را که خواهد به جوار رحمت خویش در آورد، و برای ستمکاران [مشرک‌] عذابی دردناک آماده ساخته است‌///و هر کس را بخواهد (و شایسته بداند) در رحمت (وسیع) خود وارد می‌کند، و برای ظالمان عذاب دردناکی آماده ساخته است!///درآرد هر که را خواهد به رحمت خویش و ستمگران را آماده ساخت برای ایشان عذابی دردناک‌///هر که را بخواهد، در رحمت خویش در آورد، و برای ظالمان عذابی پردرد آماده کرده است. quran_en_fa By the (Winds) sent forth one after another (to man's profit); سوگند به آن فرشتگانی که پی در پی فرستاده می‌شوند،///سوگند به آن فرشتگانی که پی در پی فرستاده می‌شوند،///سوگند به بادهایى که از پى هم مى‌آیند،///سوگند به فرستادگان پى‌درپى///سوگند به فرستادگان پى‌درپى،///سوگند به فرشتگانى که پى­درپى فرستاده مى‌شوند!///قسم به رسولانی که از پی هم (بر خیر و سعادت خلق) فرستاده شدند.///سوگند به فرستادگان پیاپی‌///سوگند به فرشتگانی که پی در پی فرستاده می‌شوند،///سوگند به فرستادگان پیاپی (انبوه چون یال اسب)///سوگند به فرستادگان شناخته شده (بر محور ایمان)؛ quran_en_fa Which then blow violently in tempestuous Gusts, و سوگند به آن فرشتگانی که [برای آوردن وحی در سرعت حرکت] چون تندبادند.///و سوگند به آن فرشتگانی که [برای آوردن وحی در سرعت حرکت] چون تندبادند.///و سوگند به بادهاى سخت‌وزنده،///که سخت توفنده‌اند///که سخت توفنده‌اند.///پس [سوگند] به فرشتگانى که چون تندبادند!///قسم به فرشتگانی که به سرعت تند باد (به انجام حکم حق) می‌شتابند.///و تندبادهای سخت‌///و آنها که همچون تند باد حرکت می‌کنند،///پس تندوزندگانی از بادها وزیدنی تند///پس (آن) توفندگان توفانی؛ quran_en_fa And scatter (things) far and wide; و سوگند به آن فرشتگانی که گشاینده صحیفه‌های وحی اند،///و سوگند به آن فرشتگانی که گشاینده صحیفه‌های وحی اند،///و سوگند به بادهاى باران‌آور،///و سوگند به نشر دهندگان به نشرى خاص///و سوگند به افشانندگان افشانگر،///سوگند به فرشتگانى که صحیفه‌هاى وحى را می‌گشایند!///قسم به آنان که (وحی حق و شرع الهی را در جهان) نیکو نشر می‌دهند.///و سوگند به بادهای پراکنده ساز [ابرها]///و سوگند به آنها که (ابرها را) می‌گسترانند،///و بگسترانندگان گسترانیدنی‌///سوگند به پخش‌کنندگان پخش‌کردنی؛ quran_en_fa Then separate them, one from another, و سوگند به آن فرشتگانی که جدا کننده حق از باطل اند،///و سوگند به آن فرشتگانی که جدا کننده حق از باطل اند،///و سوگند به آنها که حق را از باطل جدا مى‌کنند،///که به وضوح و آشکار جدا کننده‌اند///که [میان حق و باطل‌] جداگرند،///پس [سوگند] به فرشتگانى که به طور کامل [میان حق و باطل] جدا کننده‌اند!///و قسم به حق آنان که (به حکم خدا راه هدایت را از ضلالت ممتاز کرده و بین حق و باطل را بر خلق) کاملا جدا می‌کنند.///و جداسازان [حق و باطل‌]///و آنها که جدا می‌کنند،///پس به جداکنندگان جداکردنی‌///پس به جدایی‌افکنان (آن) جدایی‌افکندنی‌؛ quran_en_fa Then spread abroad a Message, و سوگند به آن فرشتگانی که القاکننده آیات آسمانی به پیامبران [اند،]///و سوگند به آن فرشتگانی که القاکننده آیات آسمانی به پیامبران [اند،]///و سوگند به آنها که یاد خدا را مى آموزند:///و وحى را القا مى‌کنند///و القاکننده وحى‌اند.///پس [سوگند] به فرشتگان فرود آورنده‌ی وحى!///و قسم به آنان که ذکر (خدا و کتاب الهی) را (به انبیاء) وحی می‌کنند.///و سوگند به فرشتگان وحی‌آور///و سوگند به آنها که آیات بیدارگر (الهی) را (به انبیا) القا می‌نمایند،///پس با فکنندگان ذکر///پس به افکنندگان یادواره‌ای‌؛ quran_en_fa Whether of Justification or of Warning;- تا حجت [باشد برای اهل ایمان] و بیم و هشدار باشد [برای کافران]///تا حجت [باشد برای اهل ایمان] و بیم و هشدار باشد [برای کافران]///تمام‌کردن حجت را، یا بیم‌کردن را،///براى [اتمام حجت و رفع‌] بهانه یا براى هشدار///خواه عذرى باشد یا هشدارى.///براى [رفع] عذر، یا هشدار و بیم­دادن.///تا عذر و حجت (نیکان) و بیم و تهدید (بدان) شود.///برای اتمام حجت و هشدار///برای اتمام حجت یا برای انذار،///بهانه‌ای یا بیمی را///معذوران یا هشدار‌دهندگان‌. quran_en_fa Assuredly, what ye are promised must come to pass. [به همه این حقایق سوگند] که آنچه [به عنوان روز قیامت] وعده داده می‌شوید بی تردید واقع شدنی است.///[به همه این حقایق سوگند] که آنچه [به عنوان روز قیامت] وعده داده می‌شوید بی تردید واقع شدنی است.///که آنچه به شما وعده داده شود واقع خواهد شد.///که آنچه وعده داده مى‌شوید قطعا رخ دادنى است///که آنچه وعده یافته‌اید قطعا رخ خواهد داد.///بى‌گمان آنچه به شما وعده مى‌دهند، روى‌دادنى است.///(قسم به همه اینان) که آنچه (از ثواب و عقاب آخرت) به شما وعده دهند البته واقع خواهد شد.///که آنچه به شما وعده داده شده است، رخ دادنی است‌///که آنچه به شما (درباره قیامت) وعده داده می‌شود، یقینا واقع‌شدنی است!///که آنچه وعده داده شوید فرودآینده است‌///همواره آنچه وعده یافته‌اید بی‌چون شدنی است. quran_en_fa Then when the stars become dim; در آن زمان که ستارگان محو و تاریک شوند،///در آن زمان که ستارگان محو و تاریک شوند،///پس آنگاه که ستارگان خاموش شوند،///پس وقتى که ستارگان محو شوند///پس وقتى که ستارگان محو شوند،///پس آن‌گاه که ستارگان محو شوند.///وقتی که ستارگان همه بی نور و محو شوند.///پس چون ستارگان تیره شوند///در آن هنگام که ستارگان محو و تاریک شوند،///پس گاهی که ستارگان نابود شوند///پس هنگامی که ستارگان محو شوند، quran_en_fa When the heaven is cleft asunder; و آن زمانی که آسمان بشکافد.///و آن زمانی که آسمان بشکافد.///و آنگاه که آسمان بشکافد،///و آن‌گاه که آسمان شکافته شود///و آنگاه که آسمان بشکافد،///و آن‌گاه که آسمان شکافته شود.///و آن گاه که آسمان شکافته شود.///و چون آسمان شکافته شود///و (کرات) آسمان از هم بشکافند،///و گاهی که آسمان شکافته شود///و آن‌گاه که آسمان سوراخ شود، quran_en_fa When the mountains are scattered (to the winds) as dust; و آن زمان که کوه‌ها از بیخ و بن کنده شوند.///و آن زمان که کوه‌ها از بیخ و بن کنده شوند.///و آنگاه که کوه‌ها پراکنده گردند،///و آن‌گاه که کوه‌ها از جا کنده شوند///و آنگاه که کوه‌ها از جا کنده شوند،///و آن‌گاه که کوه‌ها از جا کنده شوند.///و آن گاه که کوهها (چون خاک بر دم باد) پراکنده شوند.///و چون کوهها بر باد رود///و در آن زمان که کوه‌ها از جا کنده شوند،///و گاهی که کوه‌ها پراکنده شوند///و آن‌گاه که کوه‌ها از جا کنده شوند، quran_en_fa And when the messengers are (all) appointed a time (to collect);- و آن زمان که وقت حضور پیامبران [برای گواهی بر امت‌ها] معین شود.///و آن زمان که وقت حضور پیامبران [برای گواهی بر امت‌ها] معین شود.///و آنگاه که پیامبران را وقتى معین شود.///و آن‌گاه که براى پیامبران تعیین وقت شود///و آنگاه که پیمبران به میقات آیند،///و آن‌گاه که براى پیامبران وقت تعیین شود [تا بر امت‌ها گواهى دهند].///و آن گاه که به رسولان، وقت (گواهی بر امتان) را اعلام کنند.///و چون پیامبران را میقات معین کنند///و در آن هنگام که برای پیامبران (بمنظور ادای شهادت) تعیین وقت شود!///و گاهی که فرستادگان وقت داده شوند///و آن‌گاه که پیامبران برایشان وقت مقرر گردد. quran_en_fa For what Day are these (portents) deferred? این امور برای چه روزی به تأخیر افتاده؟///این امور برای چه روزی به تأخیر افتاده؟///براى چه روزى معین شود؟///براى چه روزى تعیین وقت شده است///براى چه روزى تعیین وقت شده است؟///[این حوادث] براى چه روزى به تأخیر افتاده است؟///برای چه روزی وقت (وعده حق) معین شد؟///برای کدامین روز زمان داده شود؟///(این امر) برای چه روزی به تأخیر افتاده؟///برای چه روزی پس انداخته شده است‌///برای چه روزی [: وقتشان] تأخیر شده است‌؟ quran_en_fa For the Day of Sorting out. برای روز داوری///برای روز داوری///براى روز فصل.///براى روز جدایى [حق از باطل‌]///براى روز داورى.///براى روز جدایى.///برای (روز قیامت) همان روزی که (بین حق و باطل و سعید و شقی) جدایی افتد.///برای روز داوری‌///برای روز جدایی (حق از باطل)!///برای روز جداشدن‌///برای روز جدایی‌. quran_en_fa And what will explain to thee what is the Day of Sorting out? و تو چه می‌دانی روز داوری چیست؟///و تو چه می‌دانی روز داوری چیست؟///و چه دانى که روز فصل چیست؟///و تو چه دانى که روز جدایى چیست///و تو چه دانى که روز داورى چیست؟///و تو چه می‌دانى که روز جدایی چیست؟///و تو چگونه توانی عظمت و سختی آن روز جدایی را تصور کنی؟///و تو چه دانی روز داوری چیست؟///تو چه می‌دانی روز جدایی چیست!///و ندانستد چیست روز جداشدن‌///و تو را چه فهماند روز جدایی چیست‌؟ quran_en_fa Ah woe, that Day, to the Rejecters of Truth! وای در آن روز بر تکذیب کنندگان؛///وای در آن روز بر تکذیب کنندگان؛///در آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان.///واى در آن روز بر تکذیب کنندگان///آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان!///در آن روز، واى بر تکذیب‌کنندگان!///وای آن روز به حال آنان که (آیات خدا را) تکذیب کردند.///در چنین روز وای بر منکران‌///وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان!///وای در آن روز برای تکذیب‌کنندگان‌///(در) چنان روزی وای بر تکذیب‌کنندگان! quran_en_fa Did We not destroy the men of old (for their evil)? آیا پیشینیان را [به سبب تکذیبشان] هلاک نکردیم؟///آیا پیشینیان را [به سبب تکذیبشان] هلاک نکردیم؟///آیا اولیان را هلاک نکرده‌ایم.///آیا ما پیشینیان را هلاک نکردیم///مگر پیشینیان را هلاک نکردیم؟///آیا پیشینیان را نابود نکردیم؟///آیا ما پیشینیان را (به کیفر کفر) هلاک نکردیم؟///آیا پیشینیان را نابود نکردیم؟///آیا ما اقوام (مجرم) نخستین را هلاک نکردیم؟!///آیا نابود نساختیم پیشینیان را///مگر پیشینیان را هلاک نکردیم‌؟ quran_en_fa So shall We make later (generations) follow them. سپس به دنبال آنان دیگران را هم [به سبب تکذیبشان] هلاک می‌کنیم.///سپس به دنبال آنان دیگران را هم [به سبب تکذیبشان] هلاک می‌کنیم.///و آخریان را نیز از پى آنها نمى بریم؟///سپس پسینیان [از مجرمان‌] را از پى آنها مى‌فرستیم///سپس از پى آنان پسینیان را مى‌بریم.///سپس دیگران را در پى آنان آوردیم.///از پی آنان آیندگان را (که منکران قرآن باشند) نیز هلاک می‌کنیم.///سپس به دنبال آنان واپسینان را روان نساختیم؟///سپس دیگر (مجرمان) را به دنبال آنها می‌فرستیم!///پس پیرو کردیمشان پسینیان را///سپس از پی آنان دیگران را می‌بریم‌. quran_en_fa Thus do We deal with men of sin. با گنهکاران این گونه رفتار می‌کنیم.///با گنهکاران این گونه رفتار می‌کنیم.///با مجرمان چنین رفتار مى‌کنیم.///ما با مجرمان چنین مى‌کنیم///با مجرمان چنین مى‌کنیم.///ما با مجرمان این­گونه رفتار مى‌کنیم.///ما بدکاران عالم را همین گونه هلاک می‌سازیم.///با گناهکاران چنین رفتار کنیم‌///(آری) این گونه با مجرمان رفتار می‌کنیم!///چنین کنیم به گنهکاران‌///با مجرمان چنان می‌کنیم. quran_en_fa Ah woe, that Day, to the Rejecters of Truth! وای در آن روز بر تکذیب کنندگان!///وای در آن روز بر تکذیب کنندگان!///در آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان.///واى در آن روز بر تکذیب کنندگان///آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان.///در آن روز، واى بر تکذیب‌کنندگان!///وای آن روز به حال آنان که (آیات خدا را) تکذیب کردند.///در چنین روز وای بر منکران‌///وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان!///وای در آن روز برای تکذیب‌کنندگان‌///(در) چنان روزی وای بر تکذیب‌‌کنندگان‌! quran_en_fa Have We not created you from a fluid (held) despicable?- آیا شما را از آبی پست و بی مقدار نیافریدیم؟///آیا شما را از آبی پست و بی مقدار نیافریدیم؟///آیا شما را از آبى پست و بى‌مقدار نیافریده‌ایم.///آیا شما را از آبى ناچیز نیافریدیم///مگر شما را از آبى بى‌مقدار نیافریدیم؟///آیا ما شما را از آبى پست و ناچیز نیافریدیم؟///آیا ما شما آدمیان را از آب نطفه بی قدر (بدین زیبایی) نیافریدیم؟///آیا شما را از آبی بی‌مقدار نیافریده‌ایم؟///آیا شما را از آبی پست و ناچیز نیافریدیم،///آیا نیافریدیمتان از آبی خوار و زبون‌///مگر شما را از آبی بی‌مقدار نیافریدیم‌؟ quran_en_fa The which We placed in a place of rest, firmly fixed, پس آن را در جایگاهی استوار قرار دادیم///پس آن را در جایگاهی استوار قرار دادیم///و آن را در جایگاهى استوار قرار ندادیم،///پس آن را در جایگاهى استوار نهادیم///پس آن را در جایگاهى استوار نهادیم،///پس آن را در [رحم مادر] جایگاهى استوار نهادیم،///و آن نطفه را (از صلب پدر) به قرارگاه استوار (رحم) منتقل ساختیم.///که سپس آن را در جایگاهی استوار قرار دادیم‌///سپس آن را در قرارگاهی محفوظ و آماده قرار دادیم،///پس نهادیمش در آرامگهی جایدار///پس آن را در جایگاهی استوار نهادیم، quran_en_fa For a period (of gestation), determined (according to need)? تا زمانی معین؛///تا زمانی معین؛///تا زمانى معین؟///تا وقتى معلوم///تا مدتى معین!///تا مدتى معین.///تا مدتی معین و معلوم (در رحم بماند).///تا هنگامی معین‌///تا مدتی معین؟!///تا اندازه دانسته‌///تا اندازه‌ای معین، quran_en_fa For We do determine (according to need); for We are the best to determine (things). پس توانا بودیم و چه نیکو تواناییم.///پس توانا بودیم و چه نیکو تواناییم.///پس ما توانا بودیم و نیک توانا بودیم.///پس توانا بودیم و نیکو تواناییم///و توانا آمدیم، و چه نیک تواناییم.///پس اندازه‌گیرى کردیم و ما چه خوب اندازه‌گیری هستیم!///و ما تقدیر (مدت رحم و تعیین سرنوشت او تا ابد) کردیم که نیکو مقدر (حکیمی) هستیم.///پس سامان دادیم و چه نیک سامانگریم‌///ما قدرت بر این کار داشتیم، پس ما قدرتمند خوبی هستیم (و امر معاد برای ما آسان است)!///پس اندازه نهادیم پس چه خوبند اندازه‌نهان‌///پس اندازه‌گیری کردیم، پس چه خوب توانای اندازه‌گیریم. quran_en_fa Ah woe, that Day! to the Rejecters of Truth! وای در آن روز بر تکذیب کنندگان!///وای در آن روز بر تکذیب کنندگان!///در آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان.///واى در آن روز بر تکذیب کنندگان///آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان.///در آن روز، واى بر تکذیب‌کنندگان!///وای آن روز به حال آنان که (آیات خدا را) تکذیب کردند.///در چنین روز وای بر منکران‌///وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان!///وای در آن روز برای تکذیب‌کنندگان‌///(در) چنان روزی وای بر تکذیب‌کنندگان! quran_en_fa Have We not made the earth (as a place) to draw together. آیا زمین را فراهم آورنده [انسان‌ها] قرار ندادیم؟///آیا زمین را فراهم آورنده [انسان‌ها] قرار ندادیم؟///آیا زمین را جایگاهى نساختیم،///آیا زمین را در برگیرنده [ى انسان‌ها] قرار ندادیم///مگر زمین را محل اجتماع نگردانیدیم؟///آیا زمین را محل اجتماع [انسان‌ها] قرار ندادیم؟///آیا ما زمین را جامع (حوایج و کفایت بر مسکن و هر امر بشر) قرار ندادیم؟///آیا زمین را فراگیر نساختیم؟///آیا زمین را مرکز اجتماع انسانها قرار ندادیم،///آیا نگردانیدیم زمین را فراگیرنده‌///مگر زمین را پرنده‌ای تندپرواز و نگهبان ننهادیم‌؟ quran_en_fa The living and the dead, هم در حال حیاتشان و هم زمان مرگشان///هم در حال حیاتشان و هم زمان مرگشان///براى زندگان و مردگان؟///در حال حیات و در حال مرگشان///چه براى مردگان چه زندگان.///زندگان و مردگان؟///تا زندگان روی زمین تعیش کنند و مردگان درونش پنهان شوند.///چه برای زندگان، چه برای مردگان‌///هم در حال حیاتشان و هم مرگشان؟!///زندگان را و مردگان را///نگهبان سرنشینانش، چه زندگان و چه مردگان‌، quran_en_fa And made therein mountains standing firm, lofty (in stature); and provided for you water sweet (and wholesome)? و کوه‌های استوار و بلند در آن قرار دادیم و شما را آبی گوارا نوشاندیم.///و کوه‌های استوار و بلند در آن قرار دادیم و شما را آبی گوارا نوشاندیم.///در آن کوه‌هاى بلند پدید آوردیم و از آبى گوارا سیرابتان ساختیم.///و کوه‌هاى استوار بلند در آن نهادیم و به شما آبى گوارا نوشاندیم///و کوه‌هاى بلند در آن نهادیم و به شما آبى گوارا نوشانیدیم.///و در آن [زمین] کوه‌هایى استوار و بلند قرار دادیم و آبى گوارا به شما نوشاندیم.///و در آن کوههای بلند برافراشتیم و (از ابر و باران) به شما آب زلال گوارا نوشانیدیم.///و در آن کوههای بلند پدید آوردیم و به شما آبی شیرین نوشاندیم‌///و در آن کوه‌های استوار و بلندی قرار دادیم، و آبی گوارا به شما نوشاندیم!///و نهادیم در آن لنگرهائی افراشته و نوشانیدیمتان آبی گوارا///و کوه‌های سر بلند در آن نهادیم. و به شما آبی گوارا نوشانیدیم. quran_en_fa Ah woe, that Day, to the Rejecters of Truth! وای در آن روز بر تکذیب کنندگان!///وای در آن روز بر تکذیب کنندگان!///در آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان.///واى در آن روز بر تکذیب کنندگان///آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان.///در آن روز، واى بر تکذیب‌کنندگان!///وای آن روز به حال آنان که (آیات خدا را) تکذیب کردند.///در چنین روز وای بر منکران‌///وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان!///وای در آن روز برای تکذیب‌کنندگان‌///(در) چنان روزی وای بر تکذیب‌کنندگان! quran_en_fa (It will be said:) "Depart ye to that which ye used to reject as false! [آن روز به آنان گویند:] به سوی آتشی که همواره آن را تکذیب می‌کردید، بروید؛///[آن روز به آنان گویند:] به سوی آتشی که همواره آن را تکذیب می‌کردید، بروید؛///به سوى آنچه دروغش مى‌شمردید به راه افتید.///بروید به سوى همان چیزى که تکذیبش مى‌کردید///بروید به سوى همان چیزى که آن را تکذیب مى‌کردید.///[آن روز خداوند به مجرمان می‌فرماید:] «بى‌درنگ بروید به سوى [دوزخ!] همان چیزى که پیوسته تکذیبش مى‌کردید.///(خطاب رسد: ای منکران) شما امروز به سوی آن دوزخی که تکذیب می‌کردید بروید.///به سوی چیزی که انکارش می‌کردید بروید///(در آن روز به آنها گفته می‌شود:) بی‌درنگ، به سوی همان چیزی که پیوسته آن را تکذیب می‌کردید بروید!///بروید بسوی آنچه بودید بدان تکذیب می‌کردید///رها شوید سوی همان چیزی که آن را تکذیب می‌کردید. quran_en_fa "Depart ye to a Shadow (of smoke ascending) in three columns, و [نیز] به سوی سایه‌ای [از دود متراکم و آتش زا] که دارای سه شاخه است، بروید.///و [نیز] به سوی سایه‌ای [از دود متراکم و آتش زا] که دارای سه شاخه است، بروید.///به سوى آن دود سه شعبه به راه افتید،///به سوى دودى سه شاخه به راه افتید///بروید به سوى [آن‌] دود سه شاخه،///بروید به سوى سایه‌اى [از دود انبوه که] سه شاخه [است]،///بروید زیر سایه دودهای آتش دوزخ که از سه جانب (شما را) احاطه کند.///به سوی دودی دارای سه شاخه بروید///بروید به سوی سایه سه شاخه (دودهای خفقان‌بار و آتش‌زا)!///بروید بسوی سایه سه شعبه‌///رها شوید سوی سایه‌ای آتشین (که) سه گوشه دارد. quran_en_fa "(Which yields) no shade of coolness, and is of no use against the fierce Blaze. [سایه‌ای که] نه مانع از حرارت است، و نه از شعله‌های آتش جلوگیری می‌کند.///[سایه‌ای که] نه مانع از حرارت است، و نه از شعله‌های آتش جلوگیری می‌کند.///که نه از آسیبتان نگه دارد و نه دفع آن شعله کند:///نه سایبان است و نه از لهیب آتش باز مى‌دارد///نه سایه‌دار است و نه از شعله [آتش‌] حفاظت مى‌کند.///[سایه‌اى که] نه مانع از حرارت است و نه از شعله‌هاى آتش جلوگیرى مى‌کند.»///نه بر سر شما سایه خواهد افکند و نه از شرار آتش هیچ نجاتتان خواهد داد.///که نه سایه‌گستر است و نه از لهیب آتش باز می‌دارد///سایه‌ای که نه آرامبخش است و نه از شعله‌های آتش جلوگیری می‌کند!///که نه سایه افکن است و نه بی‌نیاز کند از شراره آتش‌///نه سایه‌بان است و نه از شعله (ی آتش) بی‌نیاز می‌کند. quran_en_fa "Indeed it throws about sparks (huge) as Forts, آن آتش، شراره هایی چون ساختمان بلند پرتاب می‌کند.///آن آتش، شراره هایی چون ساختمان بلند پرتاب می‌کند.///و جهنم شراره‌هایى مى‌افکند هر یک به بلندى کاخى عظیم،///همانا آن [دوزخ‌] شراره‌هایى چون کاخ پرتاب مى‌کند/// [دوزخ‌] چون کاخى [بلند] شراره مى‌افکند،///دوزخ، شراره‌هایى [بلند] چون کاخ پرتاب مى‌کند.///آن آتش هر شراری بیفکند شعله‌اش مانند قصری است.///آن شراره‌هایی همچون کوشک می‌پراکند///شراره‌هایی از خود پرتاب می‌کند مانند یک کاخ!///پرتاب کند همانا شراره‌هائی چون کاخ‌///(این آتش سیاه‌فام) چون کاخی (آتشبار) شراره می‌افکند، quran_en_fa "As if there were (a string of) yellow camels (marching swiftly)." گویی آن شراره‌ها هم چون شتران زرد رنگ هستند.///گویی آن شراره‌ها هم چون شتران زرد رنگ هستند.///گویى که اشترانى زردگونند.///گویى اشترانى زردرنگند///گویى شترانى زرد رنگند.///[و آن شراره‌ها در رنگ و شتاب] گویى شترانى زردمویند.///گویی آن شراره (در بزرگی و رنگ) به شتران زرد موی مانند است.///گویی شترانی زرد سیه‌تاب هستند///گویی (در سرعت و کثرت) همچون شتران زردرنگی هستند (که به هر سو پراکنده می‌شوند)!///گوئیا آن است اشتری زردفام‌///گویی به‌راستی شترانی زرد رنگند quran_en_fa Ah woe, that Day, to the Rejecters of Truth! وای در آن روز بر تکذیب کنندگان!///وای در آن روز بر تکذیب کنندگان!///در آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان،///واى در آن روز بر تکذیب کنندگان///آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان.///در آن روز، واى بر تکذیب‌کنندگان!///وای آن روز به حال آنان که (آیات خدا را) تکذیب کردند.///در چنین روز وای بر منکران‌///وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان!///وای در آن روز برای تکذیب‌کنندگان‌///(در) چنان روزی وای بر تکذیب‌کنندگان‌! quran_en_fa That will be a Day when they shall not be able to speak. این روزی است که [انسان‌ها چون موقعیتی نمی‌بینند برای دفاع از خود] سخن نمی‌گویند،///این روزی است که [انسان‌ها چون موقعیتی نمی‌بینند برای دفاع از خود] سخن نمی‌گویند،///این روزى است که کس سخن نگوید.///این روزى است که سخن نمى‌گویند///این، روزى است که دم نمى‌زنند.///این روزی است که [گناهکاران] سخن نمى‌گویند،///این روزی است که (کافران بر نجات خود) سخنی نتوانند گفت.///این روزی است که سخن نگویند///امروز روزی است که سخن نمی‌گویند (و قادر بر دفاع از خویشتن نیستند)،///این است روزی که سخن نگویند///این روزی است که دم نمی‌زنند، quran_en_fa Nor will it be open to them to put forth pleas. و به آنان اجازه داده نمی‌شود که عذرخواهی کنند.///و به آنان اجازه داده نمی‌شود که عذرخواهی کنند.///آنها را رخصت ندهند تا پوزش خواهند.///و به آنها رخصت داده نمى‌شود تا پوزش خواهند///و رخصت نمى‌یابند تا پوزش خواهند.///و به آنان اجازه داده نمى‌شود تا عذرخواهى کنند.///و به آنها رخصت عذر خواهی نخواهند داد.///و به ایشان اجازه ندهند که عذرخواهی کنند///و به آنها اجازه داده نمی‌شود که عذرخواهی کنند!///و نه دستور داده شوند تا بهانه آرند///و رخصت (هم) نمی‌یابند تا پوزش بخواهند. quran_en_fa Ah woe, that Day, to the Rejecters of Truth! وای در آن روز بر تکذیب کنندگان!///وای در آن روز بر تکذیب کنندگان!///در آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان.///واى در آن روز بر تکذیب کنندگان///آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان.///در آن روز، واى بر تکذیب‌کنندگان!///وای آن روز به حال آنان که (آیات خدا را) تکذیب کردند.///در چنین روز وای بر منکران‌///وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان!///وای در آن روز برای تکذیب‌کنندگان‌///(در) چنان روزی وای بر تکذیب‌کنندگان! quran_en_fa That will be a Day of Sorting out! We shall gather you together and those before (you)! امروز همان روز داوری است که شما و پیشینیان را در آن جمع کرده‌ایم.///امروز همان روز داوری است که شما و پیشینیان را در آن جمع کرده‌ایم.///این روز روز فصل است که شما و پیشینیانتان را گرد مى‌زوریم.///این، روز فیصله [و سرنوشت ساز] است که شما و پیشینیان را گرد مى‌آوریم///این [همان‌] روز داورى است شما و [جمله‌] پیشینیان را گرد مى‌آوریم.///این روز، روز جدایى است که شما و پیشینیان را گرد آوردیم.///این روز فصل (حکم و جدایی نیک و بد) است که شما را با همه در گذشتگان پیشین (به عرصه محشر) جمع گردانیده‌ایم.///این روز داوری است، شما و پیشینیان را گرد آورده‌ایم‌///(و به آنها گفته می‌شود:) امروز همان روز جدایی (حق از باطل) است که شما و پیشینیان را در آن جمع کرده‌ایم!///این است روز جداکردن گردآوردیم شما را و پیشینیان‌///این (همان) روز جدایی است! شما و (جمله‌ی) پیشینیان را گرد آوردیم. quran_en_fa Now, if ye have a trick (or plot), use it against Me! پس اگر [برای فرار از عذاب] چاره و تدبیری دارید، آن را به کار گیرید.///پس اگر [برای فرار از عذاب] چاره و تدبیری دارید، آن را به کار گیرید.///پس اگر حیلتى دارید به کار برید.///پس اگر نیرنگى دارید، در برابر من به کار گیرید///پس اگر حیلتى دارید، در برابر من بسگالید.///پس اگر چاره‌اى دارید، به کار گیرید.///پس اگر فکر و حیلتی (بر نجات خود) توانید بر من حیلت کنید.///اگر نیرنگی دارید برای من بسگالید///اگر چاره‌ای در برابر من (برای فرار از چنگال مجازات) دارید انجام دهید!///اگر شما را است نیرنگی پس آهنگم کنید///پس اگر حیله‌ای دارید، با من حیله کنید. quran_en_fa Ah woe, that Day, to the Rejecters of Truth! وای در آن روز بر تکذیب کنندگان!///وای در آن روز بر تکذیب کنندگان!///در آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان.///واى در آن روز بر تکذیب کنندگان///آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان.///در آن روز، واى بر تکذیب‌کنندگان!///وای آن روز به حال آنان که (آیات خدا را) تکذیب کردند.///در چنین روز وای بر منکران‌///وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان!///وای در آنروز برای تکذیب‌کنندگان‌///(در) چنان روزی وای بر تکذیب‌کنندگان! quran_en_fa As to the Righteous, they shall be amidst (cool) shades and springs (of water). به یقین پرهیزکاران در زیر سایه‌ها و کنار چشمه سارهایند،///به یقین پرهیزکاران در زیر سایه‌ها و کنار چشمه سارهایند،///پرهیزگاران در سایه‌ها و کنار چشمه سارانند،///همانا پارسایان زیر سایه‌ها و کنار چشمه‌سارانند///اهل تقوا در زیر سایه‌ها و بر کنار چشمه‌سارانند،///همانا پرهیزکاران در سایه‌سارها و [کنار] چشمه‌هایی هستند.///(آن روز سخت) بندگان با تقوا و پرهیزگار در سایه درختان بهشت و طرف نهرهای جاری متنعمند.///پرهیزگاران در سایه‌ساران و [کنار] چشمه‌سارانند///(در آن روز) پرهیزگاران در سایه‌های (درختان بهشتی) و در میان چشمه‌ها قرار دارند،///همانا پرهیزکارانند در سایه‌ها و چشمه‌سارهائی‌///پرهیزگاران بی‌گمان (در) زیر سایه‌ها و در (کنار) چشمه‌سارانند، quran_en_fa And (they shall have) fruits,- all they desire. و نزد میوه هایی از آنچه همواره بخواهند.///و نزد میوه هایی از آنچه همواره بخواهند.///با هر میوه‌اى که آرزو کنند.///و میوه‌هایى از آنچه خوش دارند///با هر میوه‌اى که خوش داشته باشند.///و هر نوع میوه که بخواهند، [فراهم است.]///و از هر نوع میوه مایل باشند فراوان فراهم است.///و میوه‌هایی که دلخواهشان است‌///و میوه‌هایی از آنچه مایل باشند!///و میوه‌ای از آنچه هوس کنند///و (کنار) هر میوه‌ای از آنچه خوش دارند. quran_en_fa "Eat ye and drink ye to your heart's content: for that ye worked (Righteousness). [به آنان گویند:] به پاداش اعمالی که همواره انجام می‌دادید، بخورید و بیاشامید گوارایتان باد.///[به آنان گویند:] به پاداش اعمالی که همواره انجام می‌دادید، بخورید و بیاشامید گوارایتان باد.///به پاداش کارهایى که مى‌کرده‌اید بخورید و بیاشامید، شما را گوارا باد.///به [پاداش‌] آنچه مى‌کردید بخورید و بیاشامید، گوارایتان باد///به [پاداش‌] آنچه مى‌کردید، بخورید و بیاشامید؛ گواراتان باد.///«به پاداش کارهایى [نیک] که همواره مى‌کردید، بخورید و بیاشامید! گوارایتان باد!»///بخورید و بیاشامید که شما را گوارا باد به پاداش اعمال نیکی که در دنیا به جای می‌آوردید.///به خاطر کارهایی که کرده‌اید، بخورید و بنوشید، [خوش و] گوارا///بخورید و بنوشید گوارا، اینها در برابر اعمالی است که انجام می‌دادید!///بخورید و بنوشید نوش باد بدانچه بودید می‌کردید///«به (پاداش) آنچه می‌کردید، با گوارایی بخورید و بیاشامید،» quran_en_fa Thus do We certainly reward the Doers of Good. ما نیکوکاران را این گونه پاداش می‌دهیم.///ما نیکوکاران را این گونه پاداش می‌دهیم.///ما نیکوکاران را اینچنین پاداش مى‌دهیم.///بى‌تردید ما نیکوکاران را چنین پاداش مى‌دهیم///ما نیکوکاران را چنین پاداش مى‌دهیم.///ما نیکوکاران را این گونه پاداش مى‌دهیم.///ما البته نیکوکاران عالم را چنین پاداش می‌دهیم.///ما بدین گونه نیکوکاران را جزا می‌دهیم‌///ما این گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم!///همانا ما بدینگونه پاداش دهیم به نکوکاران‌///«ما به‌راستی نیکوکاران را چنان پاداش می‌دهیم.» quran_en_fa Ah woe, that Day, to the Rejecters of Truth! وای در آن روز بر تکذیب کنندگان!///وای در آن روز بر تکذیب کنندگان!///در آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان.///واى در آن روز بر تکذیب‌کنندگان///آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان.///در آن روز، واى بر تکذیب‌کنندگان!///وای آن روز به حال آنان که (آیات خدا را) تکذیب کردند.///در چنین روز وای بر منکران‌///وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان!///وای در آن روز برای تکذیب‌کنندگان‌///(در) چنان روزی وای بر تکذیب‌کنندگان! quran_en_fa (O ye unjust!) Eat ye and enjoy yourselves (but) a little while, for that ye are Sinners. [شما ای کافران و مشرکان! در این دنیا] بخورید و اندک زمانی برخوردار شوید که شما گنهکارید [و بی تردید به کیفر اعمالتان گرفتار خواهید شد.]///[شما ای کافران و مشرکان! در این دنیا] بخورید و اندک زمانی برخوردار شوید که شما گنهکارید [و بی تردید به کیفر اعمالتان گرفتار خواهید شد.]///بخورید و اندک بهره‌اى برگیرید، که شما مجرمانید.///[اى کافران‌] در اندک [زمان زندگى‌] بخورید برخوردار شوید که شما گناهکارید/// [اى کافران،] بخورید و اندکى برخوردار شوید که شما گناهکارید.///[به کافران بگو:] «اندک زمانى [در این دنیا] بخورید و بهره گیرید! که شما گناهکارید [و بى‌تردید به کیفر اعمالتان گرفتار خواهید شد.]»///(ای کافران شما هم که ایمان به لذات روحانی و تنعم و نشاط ابدی آخرت ندارید پس به خوی حیوانیت) بخورید و تمتع برید به عمر کوتاه دنیا که شما بسیار مردم بزهکاری هستید.///اندکی بخورید و بهره‌مند باشید، چرا که شما گناهکارید///(و به مجرمان بگو:) بخورید و بهره گیرید در این مدت کم (از زندگی دنیا، ولی بدانید عذاب الهی در انتظار شماست) چرا که شما مجرمید!///بخورید و برخوردار شوید اندکی که شمائید گنهکاران‌///(ای کافران! در دنیا) بخورید و اندکی برخوردار شوید (که) شما بی‌امان مجرمانید. quran_en_fa Ah woe, that Day, to the Rejecters of Truth! وای در آن روز بر تکذیب کنندگان!///وای در آن روز بر تکذیب کنندگان!///در آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان.///واى در آن روز بر تکذیب کنندگان/// [ولى‌] آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان.///در آن روز، واى بر تکذیب‌کنندگان!///وای آن روز به حال آنان که (آیات خدا را) تکذیب کردند.///در چنین روز وای بر منکران‌///وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان!///وای در آن روز برای تکذیب‌کنندگان‌///(در) چنان روزی وای بر تکذیب‌کنندگان‌! quran_en_fa And when it is said to them, "Prostrate yourselves!" they do not so. و هنگامی که به آنان گویند: [در برابر خدا] رکوع کنید، رکوع نمی‌کنند.///و هنگامی که به آنان گویند: [در برابر خدا] رکوع کنید، رکوع نمی‌کنند.///و چون گویندشان که رکوع کنید، رکوع نمى‌کنند،///و چون به آنها گفته شود: رکوع کنید، رکوع نمى‌کنند///و چون به آنان گفته شود: «رکوع کنید»، به رکوع نمى‌روند.///و هرگاه به آنان گفته شود: «رکوع کنید!» رکوع نمى‌کنند.///و هرگاه به آنها گفته شود که نماز و طاعت خدا را به جای آرید اطاعت نکنند.///و چون به ایشان گفته می‌شد نماز بگزارید، نماز نمی‌گزاردند///و هنگامی که به آنها گفته شود رکوع کنید رکوع نمی‌کنند!///و هر گاه گفته شود بدیشان رکوع بگزارید نگزارند///و هنگامی که به آنان گفته شود: «رکوع کنید.» رکوع نمی‌کنند. quran_en_fa Ah woe, that Day, to the Rejecters of Truth! وای در آن روز بر تکذیب کنندگان!///وای در آن روز بر تکذیب کنندگان!///در آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان.///واى در آن روز بر تکذیب کنندگان///آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان.///در آن روز، واى بر تکذیب‌کنندگان!///وای آن روز به حال آنان که (آیات خدا را) تکذیب کردند.///در چنین روز وای بر منکران‌///وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان!///وای در آن روز برای تکذیب‌کنندگان‌///(در) چنان روزی وای بر تکذیب‌کنندگان! quran_en_fa Then what Message, after that, will they believe in? [اگر به قرآن ایمان نیاورند] پس به کدام سخن بعد از آن ایمان می‌آورند؟///[اگر به قرآن ایمان نیاورند] پس به کدام سخن بعد از آن ایمان می‌آورند؟///پس از قرآن به کدام سخن ایمان مى‌آورند؟///پس به کدامین سخن بعد از آن (قرآن) ایمان مى‌آورند///پس به کدامین سخن پس از [قرآن‌] ایمان مى‌آورند؟///[اگر این کافران به قرآن ایمان نیاورند،] پس به کدام سخن بعد از آن ایمان مى‌آورند؟///(این کافران) پس از آیات خدا (که آن را تکذیب کردند) باز به کدامین حدیث ایمان می‌آورند؟///پس به کدامین سخن پس از آن ایمان می‌آورند///(و اگر آنها به این قرآن ایمان نمی‌آورند) پس به کدام سخن بعد از آن ایمان می‌آورند؟!///پس به کدام داستانند پس از این ایمان‌آرندگان‌///پس به کدامین حدیثی پس از خدا (و قرآن) ایمان می‌آورند؟ quran_en_fa Concerning what are they disputing? درباره چه چیز از یکدیگر می‌پرسند؟///درباره چه چیز از یکدیگر می‌پرسند؟///از چه چیز مى‌پرسند؟///در باره‌ى چه چیز از یکدیگر مى‌پرسند///درباره چه چیز از یکدیگر مى‌پرسند؟///از چه از یکدیگر مى‌پرسند؟///(مردم) از چه خبر مهمی پرسش و گفتگو می‌کنند؟///از چه از همدیگر می‌پرسند؟///آنها از چه چیز از یکدیگر سؤال می‌کنند؟!///از چه چیزند پرسش‌کنان‌///از چه چیز (از یکدیگر و از تو) می‌پرسند؟ quran_en_fa Concerning the Great News, از آن خبر بزرگ [قیامت کبری]///از آن خبر بزرگ [قیامت کبری]///از آن خبر بزرگ،///در باره‌ى آن خبر بزرگ///از آن خبر بزرگ،///از خبر بزرگ!///از خبر بزرگ (قیامت).///از خبر بزرگ‌///از خبر بزرگ و پراهمیت (رستاخیز)!///از داستان (آگهی) بزرگ‌///از خبر بس بزرگ. quran_en_fa About which they cannot agree. که همواره درباره آن با یکدیگر اختلاف دارند [که واقع می‌شود یا نه؟]///که همواره درباره آن با یکدیگر اختلاف دارند [که واقع می‌شود یا نه؟]///که در آن اختلاف مى کنند.///همان که همواره در آن اختلاف دارند///که در باره آن با هم اختلاف دارند.///همان که درباره‌ی آن اختلاف دارند.///که در آن با هم به جدال و اختلاف کلمه برخاستند.///همانکه ایشان در آن اختلاف دارند///همان خبری که پیوسته در آن اختلاف دارند!///آنکه آنانند در آن اختلاف‌کنان‌///چیزی که آنان در (باره‌ی) آن با هم در (ژرفای) اختلافند. quran_en_fa Verily, they shall soon (come to) know! نه چنین است [که می‌پندارند] به زودی [به حتمی بودن وقوع آن] آگاه خواهند شد.///نه چنین است [که می‌پندارند] به زودی [به حتمی بودن وقوع آن] آگاه خواهند شد.///آرى، به زودى خواهند دانست.///چنین نیست [که مى‌پندارند]، زودا که بدانند///نه چنان است، به زودى خواهند دانست.///چنین نیست! به زودى خواهند دانست.///چنین نیست (که منکران پنداشته‌اند) به زودی (به وقت مرگ) خواهند دانست.///چنین نیست، زودا که بدانند///چنین نیست که آنها فکر می‌کنند، و بزودی می‌فهمند!///نه چنین است زود است بدانند///نه چنان است. زودا (در برزخ) خواهند دانست. quran_en_fa Verily, verily they shall soon (come to) know! باز هم نه چنین است [که می‌پندارند] به زودی [به حتمی بودن وقوع آن] آگاه خواهند شد.///باز هم نه چنین است [که می‌پندارند] به زودی [به حتمی بودن وقوع آن] آگاه خواهند شد.///باز هم آرى، به زودى خواهند دانست.///باز هم چنین نیست [که مى‌پندارند]، زودا که بدانند///باز هم نه چنان است، بزودى خواهند دانست.///باز هم چنین نیست! به زودى خواهند دانست.///و باز چنین نیست (که منکران پنداشته‌اند) البته به زودی آگاه می‌شوند.///باز چنین نیست زودا که بدانند///باز هم چنین نیست که آنها می‌پندارند، و بزودی می‌فهمند (که قیامت حق است)!///پس نه چنین است زود است بدانند///سپس نه چنان است. در آینده‌ای دور [: رستاخیز] خواهند دانست. quran_en_fa Have We not made the earth as a wide expanse, آیا زمین را بستر آرامش قرار ندادیم؟///آیا زمین را بستر آرامش قرار ندادیم؟///آیا ما زمین را بسترى نساختیم؟///آیا زمین را آسایشگاه نکردیم///آیا زمین را گهواره‌اى نگردانیدیم؟///آیا زمین را بستر آرامش قرار ندادیم؟///آیا ما زمین را مهد آسایش خلق نگردانیدیم؟///آیا زمین را زیرانداز نساخته‌ایم؟///آیا زمین را محل آرامش (شما) قرار ندادیم؟!///آیا نگردانیدیم زمین را آرامگاهی‌///آیا زمین را گهواره‌ای ننهادیم؟ quran_en_fa And the mountains as pegs? و کوه‌ها را میخ هایی [برای استواری آن؟]///و کوه‌ها را میخ هایی [برای استواری آن؟]///و کوهها را میخهایى؟///و کوه‌ها را میخ‌هاى [آن قرار ندادیم‌]///و کوهها را [چون‌] میخهایى [نگذاشتیم‌]؟///و کوه‌ها را میخ‌هایی [براى استوارى آن]؟///و کوهها را عماد و نگهبان آن نساختیم؟///و کوهها را مانند میخها///و کوه‌ها را میخهای زمین؟!///و کوه‌ها را میخهائی‌///و کوه‌ها را (چون) میخ‌هایی قرار دادیم. quran_en_fa And (have We not) created you in pairs, و شما را جفت هایی [به صورت نر و ماده] آفریدیم،///و شما را جفت هایی [به صورت نر و ماده] آفریدیم،///و شما را جفت جفت آفریدیم.///و شما را زوج‌ها آفریدیم///و شما را جفت آفریدیم.///و شما را جفت‌هایی آفریدیم.///و شما را جفت (زن و مرد) آفریدیم.///و شما را به صورت جفتها [ی گوناگون‌] آفریده‌ایم‌///و شما را بصورت زوجها آفریدیم!///و آفریدیم شما را جفتهائی‌///و شما را جفت‌هایی آفریدیم. quran_en_fa And made your sleep for rest, و خوابتان را مایه استراحت و آرامش [و تمدد اعصاب] قرار دادیم،///و خوابتان را مایه استراحت و آرامش [و تمدد اعصاب] قرار دادیم،///و خوابتان را آسایشتان گردانیدیم.///و خوابتان را مایه آسایش قرار دادیم///و خواب شما را [مایه‌] آسایش گردانیدیم.///و خواب را مایه‌ی آرامش شما قرار دادیم.///و خواب را برای شما مایه (قوم حیات و) استراحت قرار دادیم.///و خوابتان را مایه آرامش گردانده‌ایم‌///و خواب شما را مایه آرامشتان قرار دادیم،///و گردانیدیم خواب شما را بیهشی (یا آسایشی)///و خوابتان را (مایه‌ی) آرامش (تان) قرار دادیم. quran_en_fa And made the night as a covering, و شب راپوششی///و شب راپوششی///و شب را پوششتان قرار دادیم.///و شب را پوششى گردانیدیم///و شب را [براى شما] پوششى قرار دادیم.///و شب را پوششى ساختیم.///و (پرده سیاه) شب را ساتر (احوال خلق) گردانیدیم.///و شب را همچون پوششی ساخته‌ایم‌///و شب را پوششی (برای شما)،///و گردانیدیم شب را پوشاکی‌///و شب را (برایتان) پوششی نهادیم. quran_en_fa And made the day as a means of subsistence? و روز را وسیله معاش مقرر کردیم؛///و روز را وسیله معاش مقرر کردیم؛///و روز را گاه طلب معیشت.///و روز را براى کسب و کار ساختیم///و روز را [براى‌] معاش [شما] نهادیم.///و روز را وقت معاش قرار دادیم.///و روز روشن را برای تحصیل معاش آنان مقرر داشتیم.///و روز را وقت تلاش معاش قرار داده‌ایم‌///و روز را وسیله‌ای برای زندگی و معاش!///و گردانیدیم روز را روزی‌گهی‌///و روز را (برای) معاش (شما) نهادیم. quran_en_fa And (have We not) built over you the seven firmaments, و بر فرازتان هفت آسماناستوار بنا نهادیم،///و بر فرازتان هفت آسماناستوار بنا نهادیم،///و بر فراز سرتان هفت آسمان استوار بنا کردیم.///و بر فراز شما هفت آسمان استوار بنا کردیم///و بر فراز شما هفت [آسمان‌] استوار بنا کردیم.///و بر فراز شما هفت [آسمان] استوار بنا کردیم.///و بر فراز شما هفت آسمان محکم بنا کردیم.///و برفرازتان هفت آسمان استوار برافراشته‌ایم‌///و بر فراز شما هفت (آسمان) محکم بنا کردیم!///و بنیاد نهادیم فراز شما هفتگانه‌ای استوار///و بر فرازتان هفت (آسمان) استواران را بنا کردیم. quran_en_fa And placed (therein) a Light of Splendour? و چراغی روشن و حرارت زا پدید آوردیم،///و چراغی روشن و حرارت زا پدید آوردیم،///و چراغى روشن آفریدیم.///و [در آن‌] چراغى پرتو افشان نهادیم///و چراغى فروزان گذاردیم.///و چراغى فروزان قرار دادیم.///و چراغی (چون خورشید) رخشان بر افروختیم.///و چراغی درخشان پدید آورده‌ایم‌///و چراغی روشن و حرارت‌بخش آفریدیم!///و نهادیم چراغی درخشان‌///و چراغی بس فروزان گذاردیم. quran_en_fa And do We not send down from the clouds water in abundance, و از ابرهای متراکم و باران زا آبی ریزان نازل کردیم///و از ابرهای متراکم و باران زا آبی ریزان نازل کردیم///از ابرهاى باران‌زاى آبى فراوان نازل کردیم،///و از ابرهاى فشرده آبى ریزان فرو فرستادیم///و از ابرهاى متراکم، آبى ریزان فرود آوردیم،///و از ابرهاى باران‌زا و فشرده، آبى فراوان و ریزان فروفرستادیم.///و از فشار و تراکم ابرها آب باران فرو ریختیم.///و از ابرها آبی ریزان فرو فرستاده‌ایم‌///و از ابرهای باران‌زا آبی فراوان نازل کردیم،///و فرستادیم از فشرده‌ها آبی ریزان‌///و از ابرهای فشرده (ی بارنده) آبی بسیار، نهروار فرود آوردیم‌. quran_en_fa That We may produce therewith corn and vegetables, تا به وسیله آن دانه و گیاه برویانیم،///تا به وسیله آن دانه و گیاه برویانیم،///تا بدان دانه و نبات برویانیم،///تا به وسیله آن، دانه و گیاه بر آوریم///تا بدان دانه و گیاه برویانیم،///تا با آن دانه و گیاه بیرون آوریم،///تا بدان آب، دانه و گیاه رویانیم.///تا بدان دانه و گیاه برآوریم‌///تا بوسیله آن دانه و گیاه بسیار برویانیم،///تا برون آریم بدان دانه و رستنی‌///تا بدان دانه و گیاهی برویانیم، quran_en_fa And gardens of luxurious growth? و باغ هایی از درختان به هم پیچیده و انبوه بیرون آوریم.///و باغ هایی از درختان به هم پیچیده و انبوه بیرون آوریم.///و بستانهاى انبوه.///و باغ‌هاى پردرخت///و باغهاى در هم پیچیده و انبوه.///و باغ‌هایى پر درخت.///و باغهای پر درخت (و انواع میوه‌ها) پدید آوریم.///و بوستانهایی انبوه‌///و باغهایی پردرخت!///و باغستانی پیچاپیچ‌///و باغ‌هایی سردرهم پیچیده و انبوه را. quran_en_fa Verily the Day of Sorting out is a thing appointed, بی تردید روز داوری وعده گاه است.///بی تردید روز داوری وعده گاه است.///هر آینه روز داورى روزى است معین.///به یقین روز داورى زمان وعده است///قطعا وعدگاه [ما با شما] روز داورى است:///همانا روز جدایى، وعده‌گاه [ما با شما] است.///همانا روز فصل (یعنی روز قیامت که در آن فصل خصومتها شود) وعده گاه خلق است.///بی‌گمان روز داوری، هنگامی معین است‌///(آری) روز جدایی، میعاد همگان است!///همانا روز جداشدن است وعده‌گاهی‌///همواره وعده‌گاه، روز جدایی و داوری بوده‌است. quran_en_fa The Day that the Trumpet shall be sounded, and ye shall come forth in crowds; روزی که در صور می‌دمند و شما گروه گروه به عرصه محشر می‌آیید،///روزی که در صور می‌دمند و شما گروه گروه به عرصه محشر می‌آیید،///روزى که در صور دمیده شود و شما فوج‌فوج بیایید.///روزى که در صور دمیده شود، پس گروه گروه بیایید///روزى که در «صور» دمیده شود، و گروه گروه بیایید؛///روزى که در صور دمیده می‌شود و گروه گروه مى‌آیید.///آن روزی که در صور بدمند (تا مردگان زنده شوند) و فوج فوج (به محشر) در آیید.///روزی که در صور دمیده شود و فوج فوج بیایید///روزی که در «صور» دمیده می‌شود و شما فوج فوج (به محشر) می‌آیید!///روزی که دمیده شود در صور پس آیند گروه‌هائی‌///روزی که در صور [: بوق جان‌افزا] دمیده شود. پس در پی آن، گروه گروه بیایید. quran_en_fa And the heavens shall be opened as if there were doors, و آسمان گشوده می‌شود، پس به صورت درهایی درمی آید.///و آسمان گشوده می‌شود، پس به صورت درهایی درمی آید.///آسمان شکافته شود و هر شکاف درى باشد.///و آسمان گشوده شود، پس درهایى شود///و آسمان، گشوده و درهایى [پدید] شود؛///و آسمان گشوده شود و به صورت درهایى باز درآید.///و درهای آسمان به ابواب مختلف گشوده شود (تا هر فوجی از دری شتابند).///و آسمان گشوده شود و دروازه دروازه باشد///و آسمان گشوده می‌شود و بصورت درهای متعددی درمی‌آید!///و گشوده شود آسمان پس بگردد درهائی‌///و آسمان، گشوده گردد. پس (از آنکه) درب‌هایی بوده است. quran_en_fa And the mountains shall vanish, as if they were a mirage. و کوه‌ها را [از جای خود] روان کنند و سرابی شوند!///و کوه‌ها را [از جای خود] روان کنند و سرابی شوند!///و کوه‌ها روان شوند، و سراب گردند.///و کوه‌ها به راه انداخته شوند و سرابى گردند///و کوهها را روان کنند، و [چون‌] سرابى گردند.///و کوه‌ها روان شوند و چون سراب گردند.///و کوهها را به گردش آرند تا به مانند سراب گردد.///و کوهها روان کرده شود و چون سرابی باشد///و کوه‌ها به حرکت درمی‌آید و بصورت سرابی می‌شود!///و رانده شوند کوه‌ها پس شوند سرابی‌///و کوه‌ها به سرعت روانه شوند. پس سراب بودند. quran_en_fa Truly Hell is as a place of ambush, بی تردید دوزخ کمین گاه است.///بی تردید دوزخ کمین گاه است.///جهنم در انتظار باشد.///بى‌تردید دوزخ کمینگاهى شود/// [آرى،] جهنم [از دیر باز] کمینگاهى بوده،///همانا دوزخ، کمین‌گاهى است.///همانا دوزخ کمینگاه (کافران و بد کاران) است.///بی‌گمان جهنم کمینگاهی است‌///مسلما (در آن روز) جهنم کمینگاهی است بزرگ،///همانا دوزخ است کمینگاهی‌///همانا جهنم کمینگاهی بوده. quran_en_fa For the transgressors a place of destination: جایگاه بازگشت برای سرکشان و طاغیان است.///جایگاه بازگشت برای سرکشان و طاغیان است.///طاغیان را بازگشتنگاهى است.///براى سرکشان محل بازگشت است/// [که‌] براى سرکشان، بازگشتگاهى است.///بازگشت‌گاهى است براى سرکشان.///آن دوزخ جایگاه مردم سرکش ستمکار است.///و بازگشتگاه سرکشان است‌///و محل بازگشتی برای طغیانگران!///برای سرکشان بازگشتگاهی‌///برای سرکشان پناهگاهی (بوده) ‌. quran_en_fa They will dwell therein for ages. روزگاری دراز در آن بمانند.///روزگاری دراز در آن بمانند.///زمانى دراز در آنجا درنگ کنند.///که روزگارانى دراز در آن بمانند///روزگارى دراز در آن درنگ کنند.///روزگارى [دراز] در آن می‌مانند.///که در آن قرنها بمانند (و عذاب کشند).///که روزگارانی در آن به سر برند///مدتهای طولانی در آن می‌مانند!///ماندگانند در آن سالهائی‌///حال آنکه روزگارانی در آن درنگ‌کنندگانند. quran_en_fa Nothing cool shall they taste therein, nor any drink, در آنجا نه [آب] خنکی می‌چشند و نه آشامیدنی [باب طبع]///در آنجا نه [آب] خنکی می‌چشند و نه آشامیدنی [باب طبع]///نه خنکى چشند و نه آب؛///نه خنکى در آن مى‌چشند و نه نوشیدنى///در آنجا نه خنکى چشند و نه شربتى،///در آن [دوزخ]، نه چیز خنکى می‌چشند و نه آشامیدنى [گوارایى]،///هرگز در آنجا هیچ هوی خنک و شراب (طهور) نیاشامند.///در آن نه خنکی بینند نه نوشابه‌ای چشند///در آنجا نه چیز خنکی می‌چشند و نه نوشیدنی گوارایی،///نچشند در آن خنکی و نه نوشابه‌ای‌///آنجا نه خنکی چشند و نه آشامیدنی. quran_en_fa Save a boiling fluid and a fluid, dark, murky, intensely cold, مگر آب جوشان و چرکاب و خونابه‌ای [از بدن دوزخیان]///مگر آب جوشان و چرکاب و خونابه‌ای [از بدن دوزخیان]///جز آب جوشان و خون و چرک.///مگر آبى جوشان و خونابه///جز آب جوشان و چرکابه‌اى.///مگر آب داغ و چرکابى.///مگر آبی پلید و سوزان که حمیم و غساق جهنم است به آنها دهند.///مگر آب جوش و چرکابه‌///جز آبی سوزان و مایعی از چرک و خون!///مگر آبی جوشان و چرکی‌///جز مایعی جوشان و چرکابه‌ای بس گلوگیر. quran_en_fa A fitting recompense (for them). پاداشی است مناسب [اعمالشان.]///پاداشی است مناسب [اعمالشان.]///این کیفرى است برابر کردار.///پاداشى است موافق کردار///کیفرى مناسب [با جرم آنها].///این، کیفرى است مناسب.///کیفری که با اعمال آنها موافق است.///که جزایی موافق [اعمال ایشان‌] است‌///این مجازاتی است موافق و مناسب (اعمالشان)!///کیفری برابر///(این است) کیفری مناسب (با جرمشان). quran_en_fa For that they used not to fear any account (for their deeds), اینان بودند که به [روز] حساب امیدی نداشتند،///اینان بودند که به [روز] حساب امیدی نداشتند،///زیرا آنان به روز حساب امید نداشتند.///چرا که آنان هیچ حسابى را باور نداشتند///آنان بودند که به [روز] حساب امید نداشتند؛///آنان بودند که به حساب [قیامت] امید و باورى نداشتند.///زیرا آنها به حقیقت امید به روز حساب نداشتند.///آنان حساب و کتابی را امید نمی‌داشتند///چرا که آنها هیچ امیدی به حساب نداشتند،///که بودند ایشان امید نداشتند حسابی‌///بی‌گمان آنان بوده‌اند که به (روز) حساب امیدی نداشتند. quran_en_fa But they (impudently) treated Our Signs as false. و آیات ما را به شدت و با همه وجود انکار می‌کردند///و آیات ما را به شدت و با همه وجود انکار می‌کردند///و آیات ما را به سختى تکذیب مى‌کردند.///و آیات ما را سخت دروغ مى‌شمردند///و آیات ما را سخت تکذیب مى‌کردند.///و آیات ما را به سختى تکذیب مى‌کردند.///و آیات ما را سخت تکذیب کردند.///و آیات ما را سخت تکذیب می‌کردند///و آیات ما را بکلی تکذیب کردند!///و تکذیب کردند آیتهای ما را تکذیبی‌///و با آیاتمان (همان‌ها و ما را) سخت تکذیب می‌کردند، چه تکذیب کردنی! quran_en_fa And all things have We preserved on record. و [ما] همه چیز را [از خوبی و بدی آنان] برشمرده و در نامه اعمالشان ثبت کرده‌ایم.///و [ما] همه چیز را [از خوبی و بدی آنان] برشمرده و در نامه اعمالشان ثبت کرده‌ایم.///و ما همه چیز را در کتابى شماره کرده‌ایم.///و حال آن که ما همه چیز را به صورت مکتوب بر شمرده‌ایم///و حال آنکه هر چیزى را برشمرده [به صورت‌] کتابى در آورده‌ایم.///[ولى] ما حساب همه چیز را درکتابی داشتیم.///و حال آنکه حساب هر چیزی را ما در کتابی (به احصاء و شماره) رقم کرده‌ایم.///و هر چیزی را در نامه‌ای به شمار آورده‌ایم‌///و ما همه چیز را شمارش و ثبت کرده‌ایم!///و هر چیزی را فراآوردیم در نامه‌ای‌///و هر چیزی را نوشته شده بر شمردیم. quran_en_fa "So taste ye (the fruits of your deeds); for no increase shall We grant you, except in Punishment." [در قیامت به آنان می‌گوییم:] پس بچشید که هرگز جز عذاب بر شما نیفزاییم.///[در قیامت به آنان می‌گوییم:] پس بچشید که هرگز جز عذاب بر شما نیفزاییم.///پس بچشید که جز به شکنجه شما نخواهیم افزود.///پس بچشید که هرگز جز عذابتان نیفزاییم///پس بچشید که جز عذاب، هرگز [چیزى‌] بر شما نمى‌افزاییم.///«پس بچشید که هرگز جز عذاب بر شما نمى‌افزاییم.»///پس بچشید (کیفر تکذیب و بدکاری را) که هرگز بر شما چیزی جز رنج و عذاب دوزخ نیفزاییم.///پس بچشید که هرگز جز به عذابتان نمی‌افزاییم‌///پس بچشید که چیزی جز عذاب بر شما نمی‌افزاییم!///پس بچشید که هرگز نیفزائیم شما را جز عذابی‌///پس بچشید که جز عذاب، هرگز (چیزی) برایتان نمی‌افزاییم. quran_en_fa Verily for the Righteous there will be a fulfilment of (the heart's) desires; بی تردید برای پرهیزکاران پیروزی و کامیابی است.///بی تردید برای پرهیزکاران پیروزی و کامیابی است.///پرهیزگاران را جایى است در امان از هر آسیب؛///مسلما براى پارسایان کامیابى بزرگى است///مسلما پرهیزگاران را رستگارى است:///بى‌گمان براى پرهیزکاران، رستگارى و کامیابى بزرگى است:///متقیان را در آن جهان مقام گشایش و هر گونه آسایش است.///بی‌گمان پرهیزگاران را رستگاری است///مسلما برای پرهیزگاران نجات و پیروزی بزرگی است:///همانا برای پرهیزکاران است برخوردارگاهی‌///بی‌گمان برای پرهیزگاران کامیابی‌ای بی‌رنج است. quran_en_fa Gardens enclosed, and grapevines; باغ هایی [سرسبز و خرم] و انواع انگورها///باغ هایی [سرسبز و خرم] و انواع انگورها///بستانها و تاکستانها،///باغ‌ها و انواع انگورها///باغچه‌ها و تاکستانها،///باغ‌هایی [خرم و محصور] و انواع انگورها.///باغها و تاکستانهاست.///بوستانها و درختان انگور///باغهایی سرسبز، و انواع انگورها،///باغچه‌هائی و تاکهائی‌///باغ‌ها و انگورها. quran_en_fa And voluptuous women of equal age; و دخترانی نو رسیده و هم سن///و دخترانی نو رسیده و هم سن///و دخترانى همسال، با پستانهاى برآمده،///و دختران نارپستان همسال///و دخترانى همسال با سینه‌هاى برجسته،///و دخترانى دلربا و هم‌سال.///و دختران زیبای دلربا که همه در خوبی و جوانی مانند یکدیگرند.///و [حوریان‌] نارپستان همسال‌///و حوریانی بسیار جوان و هم‌سن و سال،///و آنان پستان برآمده همسالانی‌///و دخترانی فربه و پستان بر آمده (و با آنان) همسال و همسان. quran_en_fa And a cup full (to the brim). و جام هایی لبریز [از باده طهور]///و جام هایی لبریز [از باده طهور]///و جامهاى پر.///و جام‌هاى سرشار///و پیاله‌هاى لبالب.///و جام‌هایى لبریز.///و جامهای پر از شراب (طهور و انواع نوشابه‌های شیرین و خوش).///و جامهای سرشار///و جامهایی لبریز و پیاپی (از شراب طهور)!///و جامی لبریز///و پیاله‌ (هایی) لب‌ریزان‌. quran_en_fa No vanity shall they hear therein, nor Untruth:- در آنجا نه سخن بیهوده‌ای می‌شنوند و نه دروغ و تکذیبی.///در آنجا نه سخن بیهوده‌ای می‌شنوند و نه دروغ و تکذیبی.///نه سخن بیهوده شنوند و نه دروغ.///نه سخن ناروا در آن مى‌شنوند و نه دروغى///در آنجا نه بیهوده‌اى شنوند، و نه [یکدیگر را] تکذیب [کنند].///در آنجا نه سخن بیهوده‌اى می‌شنوند و نه دروغ و تکذیبى.///هرگز در آنجا سخن بیهوده و دروغ نشنوند.///در آنجا نه لغوی بشنوند و نه دروغی‌///در آنجا نه سخن لغو و بیهوده‌ای می‌شنوند و نه دروغی!///نشنوند در آن یاوه و نه تکذیبی‌///در آنجا نه بیهوده‌ای شنوند و نه دروغ پردازی‌ای. quran_en_fa Recompense from thy Lord, a gift, (amply) sufficient, [این] پاداشی کافی و به اندازه از سوی پروردگار توست.///[این] پاداشی کافی و به اندازه از سوی پروردگار توست.///و این پاداشى است کافى، از جانب پروردگارت.///پاداشى است از پروردگارت و بخششى است به حساب/// [این است‌] پاداشى از پروردگار تو، عطایى از روى حساب.///[این] پاداشى [است] از سوی پروردگارت؛ بخششى حساب شده.///این (نعمتهای ابدی) مزدی به عطاء و حساب پروردگار توست.///پاداشی است از سوی پروردگارت و بخششی بسنده است‌///این کیفری است از سوی پروردگارت و عطیه‌ای است کافی!///پاداشی از پروردگارت بخششی به شمار///حال آنکه پاداشی از پروردگار تو و عطایی است حساب‌شده. quran_en_fa (From) the Lord of the heavens and the earth, and all between, (Allah) Most Gracious: None shall have power to argue with Him. همان پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست، آن مهربانی که هیچ کس را اختیار چون و چرای با او نیست.///همان پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست، آن مهربانی که هیچ کس را اختیار چون و چرای با او نیست.///پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست. آن خداى رحمان، که کس را به او یاراى خطاب نباشد.///پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست، خداى رحمان که [مردمان‌] را از جانب او یاراى سخن نباشد///پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، بخشایشگرى که کس را یاراى خطاب با او نیست.///[همان] پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست. آن [خدای] بخشنده که هیچ کس اختیار چون و چرا با او ندارد.///خدایی که آسمانها و زمین و همه مخلوقاتی که در بین آسمان و زمین است بیافریده همان خدای مهربان که (در عین مهربانی) کسی (از قهر و سطوتش) با او به گفتگو نتواند لب گشود.///پروردگار آسمانها و زمین و مابین آنها که خدای رحمان است، و از جانب او اجازه سخن گفتن ندارند///همان پروردگار آسمانها و زمین و آنچه در میان آن دو است، پروردگار رحمان! و (در آن روز) هیچ کس حق ندارد بی اجازه او سخنی بگوید (یا شفاعتی کند)!///پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است خداوند مهربان که دارا نیستند از او خطابی (سخن‌گفتنی)///پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است. رحمتگر بر آفریدگان. ایشان اختیار خطابی از او ندارند. quran_en_fa The Day that the Spirit and the angels will stand forth in ranks, none shall speak except any who is permitted by (Allah) Most Gracious, and He will say what is right. روزی که روح و فرشتگان در یک صف می‌ایستند و سخن نمی‌گویند مگر کسی که [خدای] رحمان به او اجازه دهد و سخن حق و درست گوید.///روزی که روح و فرشتگان در یک صف می‌ایستند و سخن نمی‌گویند مگر کسی که [خدای] رحمان به او اجازه دهد و سخن حق و درست گوید.///روزى که روح و فرشتگان به صف مى‌ایستند، و کس سخن نمى‌گوید مگر آنکه خداى رحمان به او رخصت دهد و او سخن به صواب گوید.///روزى که آن روح و فرشتگان به صف ایستند، سخن نگویند مگر کسى که خداى رحمان به او اذن دهد و صواب را گوید [آنچه تصویب شده‌]///روزى که «روح» و فرشتگان به صف مى‌ایستند، و [مردم‌] سخن نگویند، مگر کسى که [خداى‌] رحمان به او رخصت دهد، و سخن راست گوید.///روزى که روح و فرشتگان به صف بایستند، کسى سخن نمی‌گوید جز آن که [خداى] رحمان به او اجازه دهد و او سخن درست بگوید.///روزی که آن فرشته بزرگ روح القدس با همه فرشتگان صف زده و به نظم برخیزند و هیچ کس سخن نگوید جز آن کسی که خدای مهربانش به سخن اذن دهد و او سخن به صواب گوید (و به اذن خدا شفاعت گنهکاران کند).///روزی که روح [جبرئیل‌] و فرشتگان به صف ایستند و هیچ‌یک جز کسی که خداوند رحمان به او اجازه دهد، و صواب گوید، سخن نگویند///روزی که «روح» و «ملائکه» در یک صف می‌ایستند و هیچ یک، جز به اذن خداوند رحمان، سخن نمی‌گویند، و (آنگاه که می‌گویند) درست می‌گویند!///روزی که بپای ایستند روح و فرشتگان به صفی سخن نگویند جز آنکو دستوری دهدش خداوند مهربان و گوید درستی‌///روزی که روح و فرشتگان صف‌اندرصف به‌پاخیزند. سخن نگویند، مگر کسی که رحمان به او رخصت دهد، و سخنی شایسته گوید. quran_en_fa That Day will be the sure Reality: Therefore, whoso will, let him take a (straight) return to his Lord! آن [روز] روز حق است، پس هرکه بخواهد راه بازگشتی به سوی پروردگارش برگزیند؛///آن [روز] روز حق است، پس هرکه بخواهد راه بازگشتی به سوی پروردگارش برگزیند؛///آن روز روزى است آمدنى. پس هر که خواهد به سوى پروردگارش بازگردد.///آن روز، روز حق است پس هر که خواهد، به سوى پروردگارش بازگشتى پیش گیرد///آن [روز]، روز حق است؛ پس هر که خواهد، راه بازگشتى به سوى پروردگار خود بجوید.///آن روز، روز حق است. پس هرکس بخواهد، راه بازگشتى به سوى پروردگارش [در پیش] گیرد.///چنین روز حتمی و محقق خواهد بود، پس هر که می‌خواهد نزد خدای خود (در آن روز) مقام و منزلتی یابد (امروز در راه ایمان و طاعت بکوشد).///این روز واقعی است پس هر که خواهد بازگشتگاهی به سوی پروردگار خویش بجوید///آن روز حق است؛ هر کس بخواهد راهی به سوی پروردگارش برمی‌گزیند!///آن است روز حق تا هر که خواهد برگیرد بسوی پروردگار خویش بازگشتگاهی‌///آن روز پای برجا (و) حق است‌؛ پس هر که خواهد، راه بازگشتی فراسوی پروردگارش برگیرد. quran_en_fa Verily, We have warned you of a Penalty near, the Day when man will see (the deeds) which his hands have sent forth, and the Unbeliever will say, "Woe unto me! Would that I were (metre) dust!" ما شما را از عذابی نزدیک هشدار دادیم، روزی که آدم آنچه را [از خیر و شر] پیش فرستاده است بنگرد و کافر گوید: ای کاش من خاک بودم [و موجودی مکلف آفریده نمی‌شدم تا چنین روز سختی را ببینم!]///ما شما را از عذابی نزدیک هشدار دادیم، روزی که آدم آنچه را [از خیر و شر] پیش فرستاده است بنگرد و کافر گوید: ای کاش من خاک بودم [و موجودی مکلف آفریده نمی‌شدم تا چنین روز سختی را ببینم!]///ما شما را از عذابى نزدیک مى‌ترسانیم: روزى که آدمى هر چه را پیشاپیش فرستاده است مى‌نگرد و کافر مى‌گوید: اى کاش من خاک مى‌بودم.///همانا ما از عذابى نزدیک بیمتان دادیم، روزى که شخص به آنچه پیش فرستاده بنگرد و کافر گوید: کاش خاک بودمى///ما شما را از عذابى نزدیک هشدار دادیم: روزى که آدمى آنچه را با دست خویش پیش فرستاده است بنگرد؛ و کافر گوید: «کاش من خاک بودم.»///همانا ما شما را از عذابى نزدیک بیم دادیم. روزى که انسان به آنچه از پیش فرستاده بنگرد و کافر بگوید: «اى کاش خاک بودم!»///ما شما را از روز عذاب که نزدیک است ترسانیده و آگاه ساختیم، روزی که هر کس هر چه کرده در پیش روی خود حاضر بیند و کافر در آن روز گوید که‌ای کاش خاک بودم (تا چنین به آتش کفر خود نمی‌سوختیم).///ما شما را از عذابی نزدیک هشدار دادیم، از روزی که هر انسانی به [نتیجه‌] آنچه به دستان خویش پیش فرستاده است، بنگرد و کافر [از سر حسرت‌] گوید کاش من خاک بودم‌///و ما شما را از عذاب نزدیکی بیم دادیم! این عذاب در روزی خواهد بود که انسان آنچه را از قبل با دستهای خود فرستاده می‌بیند، و کافر می‌گوید: «ای کاش خاک بودم (و گرفتار عذاب نمی‌شدم)!»///همانا بیم دادیم شما را از عذابی نزدیک روزی که بنگرد مرد آنچه را پیش فرستاده است دو دستش و گوید کافر کاش می‌بودم خاکی‌///ما همواره شما را از عذابی نزدیک هشدار دادیم؛ روزی که آدمی آنچه را با دستاوردش پیش فرستاده است بنگرد و کافر گوید: «ای کاش من خاک بودم!» quran_en_fa By the (angels) who tear out (the souls of the wicked) with violence; سوگند به فرشتگانی که [روح بدکاران را به شدت از بدن هایشان] بر می‌کنند،///سوگند به فرشتگانی که [روح بدکاران را به شدت از بدن هایشان] بر می‌کنند،///سوگند به فرشتگانى که جانها را به قوت مى‌گیرند،///سوگند به فرشتگانى که به سختى [جان‌ها] را بر مى‌کنند///سوگند به فرشتگانى که [از کافران‌] به سختى جان ستانند،///سوگند به فرشتگانى که جان [کافران] را به سختى مى‌گیرند.///قسم به فرشتگانی که (جان کافران را) به سختی بگیرند.///سوگند به فرشتگانی که در گرفتن جان [کافران‌] به سختی کوشند///سوگند به فرشتگانی که (جان مجرمان را بشدت از بدنهایشان) برمی‌کشند،///سوگند به برکنندگان به قوت‌///سوگند به کنندگان (جان و جانان) در حالی که (در آنان) غرقند. quran_en_fa By those who gently draw out (the souls of the blessed); و سوگند به فرشتگانی که [روح نیکوکاران را به نرمی و ملایمت از بدن هایشان] بیرون می‌آورند؛///و سوگند به فرشتگانی که [روح نیکوکاران را به نرمی و ملایمت از بدن هایشان] بیرون می‌آورند؛///و سوگند به فرشتگانى که جانها را به آسانى مى‌گیرند،///و فرشتگانى که [جان مؤمنان‌] را بامدارا مى‌گیرند///و به فرشتگانى که جان [مؤمنان‌] را به آرامى گیرند،///سوگند به فرشتگانى که جان [مؤمنان] را به آسانى و نشاط مى‌گیرند.///قسم به فرشتگانی که (جان اهل ایمان را) به آسایش و نشاط ببرند.///و سوگند به فرشتگانی که جان [مؤمنان‌] به نرمی گیرند///و فرشتگانی که (روح مؤمنان) را با مدارا و نشاط جدا می‌سازند،///و به کشندگان کشیدنی (یا جهندگاه جهشی)///و به گره‌زنندگان گره‌زدنی. quran_en_fa And by those who glide along (on errands of mercy), و سوگند به فرشتگانی که [برای اجرای فرمان‌های حق] به سرعت نازل می‌شوند،///و سوگند به فرشتگانی که [برای اجرای فرمان‌های حق] به سرعت نازل می‌شوند،///و سوگند به فرشتگانى که شناورند،///و سوگند به فرشتگانى که بسى تیزروند///و به فرشتگانى که [در دریاى بى‌مانند] شناکنان شناورند،///سوگند به فرشتگانى که [در انجام فرمان خدا] به سرعت شناورند،///و قسم به فرشتگانی که با کمال سرعت (فرمان حق را) انجام دهند.///و سوگند به فرشتگانی که شنا کنان هبوط کنند///و سوگند به فرشتگانی که (در اجرای فرمان الهی) با سرعت حرکت می‌کنند،///و به شناوری‌کنان شناوریی‌///و به نیروهایی شناکنان شناکردنی. quran_en_fa Then press forward as in a race, و سوگند به فرشتگانی که [در ایمان، عبادت، پرستش و اطاعت] بر یکدیگر [به صورتی ویژه] سبقت می‌گیرند،///و سوگند به فرشتگانی که [در ایمان، عبادت، پرستش و اطاعت] بر یکدیگر [به صورتی ویژه] سبقت می‌گیرند،///و سوگند به فرشتگانى که بر دیوان پیشى مى‌گیرند،///پس بر یکدیگر پیشى گیرند///پس در پیشى گرفتن [در فرمان خدا] سبقت‌گیرنده‌اند،///و بر یکدیگر پیشی می‌گیرند،///قسم به فرشتگانی که (درنظم عالم) بر هم سبقت گیرند.///و سوگند به فرشتگان پیشتاز///و سپس بر یکدیگر سبقت می‌گیرند،///پس پیشی‌گیرندگان پیشی‌گرفتنی‌///پس به پیشی‌گیرندگان پیشی‌گرفتنی. quran_en_fa Then arrange to do (the Commands of their Lord), و سوگند به فرشتگانی که [به اذن خدا امور آفرینش را] تدبیر می‌کنند؛///و سوگند به فرشتگانی که [به اذن خدا امور آفرینش را] تدبیر می‌کنند؛///و سوگند به آنها که تدبیر کارها مى‌کنند،///و آنان که امور را تدبیر مى‌کنند///و کار [بندگان‌] را تدبیر مى‌کنند.///و امور [بندگان] را تدبیر می‌کنند.///قسم به فرشتگانی که (به فرمان حق) به تدبیر نظام خلق می‌کوشند (که قیامتی و حشری خواهد آمد).///و به فرشتگانی که کار سازند///و آنها که امور را تدبیر می‌کنند!///پس کارپردازان کاری‌///پس به تدبیرکنندگان کار (آفریدگان) تدبیر کردنی. quran_en_fa One Day everything that can be in commotion will be in violent commotion, [که همه برای رسیدن به پاداش و کیفر برانگیخته می‌شوند در] روزی که لرزاننده همه چیز را به شدت بلرزاند؛///[که همه برای رسیدن به پاداش و کیفر برانگیخته می‌شوند در] روزی که لرزاننده همه چیز را به شدت بلرزاند؛///که آن روز که نخستین نفخه قیامت زمین را بلرزاند،///روزى که آن زلزله [وحشتناک‌] همه چیز را بلرزاند///آن روز که لرزنده بلرزد،///[به اینها سوگند که برانگیخته خواهید شد،] روزى که زلزله‌ی وحشتناک همه چیز را به لرزه درآورد.///روزی که آن لرزاننده (یعنی نفخه صور الهی، جهان را) بلرزاند.///روزی که [زمین‌] لرزنده بلرزد///آن روز که زلزله‌های وحشتناک همه چیز را به لرزه درمی‌آورد،///روزی که بلرزد لرزنده‌///آن روز که (زمین) لرزنده بلرزد. quran_en_fa Followed by oft-repeated (commotions): در حالی که لرزاننده دیگری از پی آن در آید.///در حالی که لرزاننده دیگری از پی آن در آید.///و نفخه دوم از پس آن بیاید،///و در پى آن لرزه‌اى [دیگر] رخ دهد///و از پى آن لرزه‌اى [دگر] افتد،///و به دنبال آن لرزه دیگرى روی دهد.///و لرزاننده دیگر (یعنی نفخه صور دیگر) از پی آن در آید.///و پیایند در پی آن آید///و بدنبال آن، حادثه دومین [= صیحه عظیم محشر] رخ می‌دهد،///از پیش آید پی درآینده‌///(و) از پی آن (لرزه‌‌ی دیگری) در ردیف (اش) آید. quran_en_fa Hearts that Day will be in agitation; دل هایی در آن روز مضطرب و هراسان اند///دل هایی در آن روز مضطرب و هراسان اند///در آن روز دلهایى در هراس باشند،///دل‌هایى در آن روز مضطرب باشد///در آن روز، دلهایى سخت هراسانند.///در آن روز، دل‌هایى ترسان و لرزان است.///در آن روز سخت دلهای برخی مضطرب و هراسان شود.///در چنین روز دلهایی ترسان و لرزان باشند///دلهایی در آن روز سخت مضطرب است،///دلهائی است در آن روز هراسان‌///(در) چنان روزی، دل‌هایی بس نگران (و تپنده) ‌اند. quran_en_fa Cast down will be (their owners') eyes. دیدگانشان [از ترس و هول قیامت] فرو افتاده است.///دیدگانشان [از ترس و هول قیامت] فرو افتاده است.///و نشان خشوع در دیدگان نمایان.///دیدگانشان هراسناک و فرو شکسته است///دیدگان آنها فرو افتاده.///و چشم‌ها [از ترس] فروافتاده است.///که (از ترس) چشمها به زیر افکنند.///دیدگان ایشان فروشده‌///و چشمهای آنان از شدت ترس فروافتاده است!///دیدگان آنها است سرافکنده‌///دیدگانشان فرو افتاده‌اند. quran_en_fa They say (now): "What! shall we indeed be returned to (our) former state? می‌گویند: آیا ما [پس از مرگ] به همان حالت اول [که در دنیا بودیم] باز گردانده می‌شویم؟///می‌گویند: آیا ما [پس از مرگ] به همان حالت اول [که در دنیا بودیم] باز گردانده می‌شویم؟///مى‌گویند: آیا ما به حالت نخستین بازمى‌گردیم،///گویند: آیا ما به زندگى مجدد بازگردانده مى‌شویم///گویند: «آیا [باز] ما به [مغاک‌] زمین برمى‌گردیم؟///[آنان که در دنیا] مى‌گویند: «آیا ما به زندگى نخستین بازگردانده مى‌شویم،///(مردم غافل دنیا) گویند: آیا ما پس از مرگ باز زندگانی دیگری خواهیم یافت؟///گویند آیا ما به حالت نخستین [زندگی‌] باز گردانده شویم‌///(ولی امروز) می‌گویند: «آیا ما به زندگی مجدد بازمی‌گردیم؟!///گویند آیا مائیم بازگردانیده در گور (یا در حال نخستین)///گویند: «آیا ما (باز) همواره در گودال‌ها (ی گورهامان به زندگی) بازگشت شوندگانیم؟ quran_en_fa "What! - when we shall have become rotten bones?" [شگفتا!] آیا زمانی که ما استخوان‌های پوسیده و ریز ریز شدیم [بازمی گردیم؟!]///[شگفتا!] آیا زمانی که ما استخوان‌های پوسیده و ریز ریز شدیم [بازمی گردیم؟!]///آنگاه که استخوانهایى پوسیده بودیم؟///آیا وقتى که استخوان‌هاى پوسیده‌اى شدیم [دوباره باز مى‌گردیم‌]///آیا وقتى ما استخوان‌ریزه‌هاى پوسیده شدیم [زندگى را از سر مى‌گیریم‌]؟»///آن‌گاه که استخوان‌هایى پوسیده و ریز ریز شدیم؟!»///چگونه چون مردیم و استخوان ما پوسید زنده خواهیم شد؟///آنگاه که استخوانهایی پوسیده شدیم؟///آیا هنگامی که استخوانهای پوسیده‌ای شدیم (ممکن است زنده شویم)؟!»///آیا گاهی که گردیدیم استخوانهائی پوسیده‌///«آیا هنگامی (که) ما استخوان‌ریزه‌های پوسیده بوده‌ایم (زندگی را از سر می‌گیریم)؟» quran_en_fa They say: "It would, in that case, be a return with loss!" [و] گویند: [اگر قیامتی در کار باشد] بازگشت به حیات دوباره در آن زمان بازگشتی زیانبار است.///[و] گویند: [اگر قیامتی در کار باشد] بازگشت به حیات دوباره در آن زمان بازگشتی زیانبار است.///گویند: این بازگشت ما بازگشتى است زیان‌آور.///گویند: در این صورت آن باز گشتى زیانبار است/// [و با خود] گویند: «در این صورت، این برگشتى زیان‌آور است.»///[با خود] گویند: «در این صورت، این، بازگشتى زیانبار است.»///و گویند: در این صورت که دیگر بار زنده شویم بسی زیانکار خواهیم بود.///گویند این در آن صورت بازگشتی زیانبار خواهد بود///می‌گویند: «اگر قیامتی در کار باشد، بازگشتی است زیانبار!»///گویند آن است آن هنگام بازگشتی زیانمند///گویند: «این (زندگی پس از مرگ) در این هنگام (و هنگامه) برگشتی زیانبار است.» quran_en_fa But verily, it will be but a single (Compelling) Cry, جز این نیست آن بازگشت فقط با یک بانگ عظیم است [و بس]///جز این نیست آن بازگشت فقط با یک بانگ عظیم است [و بس]///جز این نیست که تنها یک بانگ برمى‌آید،///ولى این بازگشت تنها با یک نهیب واقع مى‌شود///و [لى‌] در حقیقت، آن [بازگشت، بسته به‌] یک فریاد است [و بس‌].///جز این نیست که آن [بازگشت]، فقط با یک بانگ عظیم است.///جز یک صدای مهیب (که در صور اسرافیل کنند) نشنوند.///آن همین یک بانگ یگانه است‌///ولی (بدانید) این بازگشت تنها با یک صیحه عظیم است!///پس جز این نیست که خروشی است یگانه‌///پس جز این نیست که آن بازگشت (بسته به) یک فریاد جان‌افزاست (و بس). quran_en_fa When, behold, they will be in the (full) awakening (to Judgment). که ناگاه همه بر یک زمین صاف و هموار حاضر شوند.///که ناگاه همه بر یک زمین صاف و هموار حاضر شوند.///و آنها خود را در آن صحرا خواهند یافت.///پس به ناگاه همگى بر عرصه محشر ظاهر مى‌شوند///و بناگاه آنان در زمین هموار خواهند بود.///که ناگهان همگى در صحراى محشر حاضر شوند.///و ناگاه همه از خاک بر شوند و به صحرای قیامت رهسپار گردند.///آنگاه ایشان در هامون [رستاخیز] باشند///ناگهان همگی بر عرصه زمین ظاهر می‌گردند!///ناگهان ایشانند به روی زمین‌///پس ناگهان آنان در زمین هموار خواهند بود. quran_en_fa Has the story of Moses reached thee? آیا سرگذشت موسی به تو رسیده است؟///آیا سرگذشت موسی به تو رسیده است؟///آیا داستان موسى به تو رسیده است؟///آیا داستان موسى به تو رسیده است///آیا سرگذشت موسى بر تو آمد؟///آیا سرگذشت موسى به تو رسیده است؟///آیا خبر موسی عمران به تو رسیده؟///آیا داستان موسی به تو رسیده است؟///آیا داستان موسی به تو رسیده است؟!///آیا بیامدت داستان موسی‌///آیا داستان موسی تو را آمد؟ quran_en_fa Behold, thy Lord did call to him in the sacred valley of Tuwa:- هنگامی که پروردگارش او را در وادی مقدس طوی ندا داد///هنگامی که پروردگارش او را در وادی مقدس طوی ندا داد///آنگاه که پروردگارش او را در وادى مقدس طوى ندا داد:///آن وقت که پروردگارش او را در وادى مقدس «طوى» ندا داد///آنگاه که پروردگارش او را در وادى مقدس «طوى» ندا درداد:///آن‌گاه که پروردگارش او را در سرزمین مقدس طوى ندا داد:///آن گاه که خدایش او را در وادی مقدس طوی (قرب طور) ندا کرد.///چون پروردگارش او را در وادی مقدس طوی ندا داد///در آن هنگام که پروردگارش او را در سرزمین مقدس «طوی» ندا داد (و گفت):///گاهی که بانگ دادش پروردگارش بر دره مقدس طوی‌///چون پروردگارش او را در وادی مقدس به حال پیچیدگی (نورانیش) ندا در داد: quran_en_fa "Go thou to Pharaoh for he has indeed transgressed all bounds: که به سوی فرعون برو؛ زیرا که طغیان کرده است.///که به سوی فرعون برو؛ زیرا که طغیان کرده است.///به سوى فرعون برو که طغیان کرده است.///به سوى فرعون برو که او سر برداشته است/// «به سوى فرعون برو که وى سر برداشته است؛///«به سوى فرعون برو که او سرکشى کرده است.///که به سوی فرعون برو که او سخت به راه طغیان رفته است.///[فرمود] به سوی فرعون برو که او سر به طغیان بر داشته است‌///به سوی فرعون برو که طغیان کرده است!///برو بسوی فرعون که او سرکشی کرد///«فراسوی فرعون برو، که وی بی‌امان طغیان کرده است.» quran_en_fa "And say to him, 'Wouldst thou that thou shouldst be purified (from sin)?- پس به او بگو: می‌خواهی [از آلودگی شرک و طغیان] پاک و پاکیزه شوی؟///پس به او بگو: می‌خواهی [از آلودگی شرک و طغیان] پاک و پاکیزه شوی؟///بگو: آیا تو را رغبتى هست که پاکیزه شوى،///پس بگو: آیا مى‌خواهى پاکیزه شوى///و بگو: آیا سر آن دارى که به پاکیزگى گرایى،///پس [به او] بگو:» «آیا مى‌خواهى که پاک شوى؟///پس بگو: میل داری که (از پلیدی خود پرستی و شرک) پاک و پاکیزه شوی؟///و بگو آیا بر آن هستی که پاکدلی پیشه کنی؟///و به او بگو: «آیا می‌خواهی پاکیزه شوی؟!///پس بگو آیا تو را است بسوی آنکه پاکی جوئی‌///«پس (به او) بگو: «آیا سر آن داری که به پاکیزگی گرایی؟ ‌»» quran_en_fa "'And that I guide thee to thy Lord, so thou shouldst fear Him?'" من تو را به سوی پروردگارت راهنمایی می‌کنم تا از او بترسی [و از طغیان دست برداری.]///من تو را به سوی پروردگارت راهنمایی می‌کنم تا از او بترسی [و از طغیان دست برداری.]///و من تو را به پروردگارت راه بنمایم و تو پروا کنى؟///و من تو را به سوى پروردگارت راه نمایم تا خدا ترس شوى///و تو را به سوى پروردگارت راه نمایم تا پروا بدارى؟»///و تو را به سوى پروردگارت راهنمایی کنم تا بترسى [و سرکشى نکنى]؟»///و تو را به راه خدا هدایت کنم تا بترسی (و به درگاه عظمت و قدرت او خاشع و فروتن شوی).///و تو را به سوی پروردگارت راه نمایم و خشیت یابی؟///و من تو را به سوی پروردگارت هدایت کنم تا از او بترسی (و گناه نکنی)؟!»///و رهبریت کنم بسوی پروردگارت پس بترسی‌///««و تو را سوی پروردگارت راه نمایم تا پروا بداری‌؟»» quran_en_fa Then did (Moses) show him the Great Sign. پس آن معجزه بزرگ‌تر را به او نشان داد.///پس آن معجزه بزرگ‌تر را به او نشان داد.///پس آن آیت بزرگ را به او نشان داد.///پس بزرگ‌ترین معجزه را به وى نشان داد///پس معجزه بزرگ [خود] را بدو نمود.///پس بزرگترین معجزه را به او نشان داد.///پس آن آیت و معجزه بزرگتر را به او نمود.///و به او معجزه سترگ نشان داد///سپس موسی بزرگترین معجزه را به او نشان داد!///پس نمایاندش آیت بزرگ را///پس بزرگ‌ترین نشانه‌ی (چشمگیر دیدنی) خدا را بدو نمود. quran_en_fa But (Pharaoh) rejected it and disobeyed (guidance); ولی [او آن را] تکذیب کرد و سرپیچی نمود.///ولی [او آن را] تکذیب کرد و سرپیچی نمود.///و او تکذیب کرد و عصیان ورزید.///اما او تکذیب کرد و نافرمانى نمود///و [لى فرعون‌] تکذیب نمود و عصیان کرد.///اما او تکذیب کرد و نافرمانى نمود.///فرعون تکذیب و نافرمانی کرد.///پس او انکار کرد و سرکشید///اما او تکذیب و عصیان کرد!///پس تکذیب کرد و سرپیچید///پس (فرعون) تکذیب کرد و عصیان نمود. quran_en_fa Further, he turned his back, striving hard (against Allah). سپس [به حق] پشت کرد [و برای نابودی موسی] به تلاش برخاست!///سپس [به حق] پشت کرد [و برای نابودی موسی] به تلاش برخاست!///سپس پشت کرد و مى‌شتافت.///آن‌گاه روى گردانید و دست به کار شد///سپس پشت کرد [و] به کوشش برخاست،///آن‌گاه پشت کرد، در حالى که [براى خاموشى این دعوت] مى‌کوشید.///از آن پس (که معجزه موسی دید) باز روی از حق بگردانید و (برای دفع موسی) به جهد و کوشش برخاست.///سپس شتابان روی برتافت‌///سپس پشت کرد و پیوسته (برای محو آیین حق) تلاش نمود!///سپس پشت کرد می‌دوید///سپس شتابان پشت کرد. quran_en_fa Then he collected (his men) and made a proclamation, پس [قومش را] گرد آورد، و ندا داد///پس [قومش را] گرد آورد، و ندا داد///پس همه را گرد کرد و ندا داد،///[و مردم را] جمع کرد و فریاد بر آورد///و گروهى را فراهم آورد [و] ندا درداد،///پس [جادوگران را] گرد آورد و فراخواند.///پس (با رجال بزرگ دربار خود) انجمن کرد و ندا داد.///و [سپاه جادوگران را] گردآورد و ندا [به ادعا] در داد///و ساحران را جمع کرد و مردم را دعوت نمود،///پس گردآورد پس برخواند///پس (گروهی را) گرد آورد. آن‌گاه ندا در داد. quran_en_fa Saying, "I am your Lord, Most High". و گفت: من پروردگار بزرگ‌تر شما هستم.///و گفت: من پروردگار بزرگ‌تر شما هستم.///و گفت: من پروردگار برتر شما هستم.///پس گفت: من پروردگار برتر شمایم///و گفت: «پروردگار بزرگتر شما منم!»///و گفت: «من پروردگار برتر شما هستم!»///و گفت: منم خدای بزرگ شما.///و گفت من پروردگار برتر شما هستم‌///و گفت: «من پروردگار برتر شما هستم!»///پس گفت منم پروردگار بزرگتر شما///پس گفت: «من برترین پروردگار شمایم!» quran_en_fa But Allah did punish him, (and made an) example of him, - in the Hereafter, as in this life. پس خدا هم [به کیفر این ادعای نابجا] او را به عذاب آخرت و دنیا دچار ساخت.///پس خدا هم [به کیفر این ادعای نابجا] او را به عذاب آخرت و دنیا دچار ساخت.///خدایش به عذاب آخرت و دنیا گرفتار کرد.///پس خدا او را به کیفر آخرت و عذاب این دنیا بگرفت///و خدا [هم‌] او را به کیفر دنیا و آخرت گرفتار کرد.///آن‌گاه خداوند او را به کیفر دنیا و آخرت گرفتار کرد.///خدا هم او را به عقاب دنیا و آخرت گرفتار کرد.///آنگاه خداوند به عقوبت [گناه‌] واپسین و نخستین او را فرو گرفت‌///از این رو خداوند او را به عذاب آخرت و دنیا گرفتار ساخت!///پس گرفتش خدا به کیفر انجام و آغاز///پس خدا (هم) او را به کیفر سخت دنیا و آخرت برگرفت. quran_en_fa Verily in this is an instructive warning for whosoever feareth (Allah). بی تردید در این سرگذشت برای کسی که [از عذاب خدا] بترسد عبرتی است.///بی تردید در این سرگذشت برای کسی که [از عذاب خدا] بترسد عبرتی است.///در این عبرتى است براى کسى که مى‌ترسد.///به راستى در این [داستان‌] عبرتى است براى کسى که بترسد///در حقیقت، براى هر کس که [از خدا] بترسد، در این [ماجرا] عبرتى است.///در این [داستان]، براى هر کس که [از عاقبت بد] بترسد، عبرتى است.///تا به هلاکت او اهل ترس از خدا عبرت گیرند.///بی‌گمان در این برای هر کس که خشیت داشته باشد، عبرتی است‌///در این عبرتی است برای کسی که (از خدا) بترسد!///همانا در این است عبرتی برای آنکه بترسد///به‌راستی برای هر کس که (از خدا) پروا بدارد، در این (ماجرا) به‌درستی عبرتی است. quran_en_fa What! Are ye the more difficult to create or the heaven (above)? (Allah) hath constructed it: آیا آفریدن شما [پس از مرگ] دشوارتر است یا آسمان که او آن را بنا کرد؟///آیا آفریدن شما [پس از مرگ] دشوارتر است یا آسمان که او آن را بنا کرد؟///آیا شما به خلقت سخت‌ترید یا این آسمانى که او بنا نهاده؟///آیا آفرینش شما سخت‌تر است یا آسمان که بنایش کرد///آیا آفرینش شما دشوارتر است یا آسمانى که [او] آن را برپا کرده است؟///آیا آفرینش شما سخت‌تر است یا آسمانى که او بنا کرده؟///آیا بنای شما آدمیان استوارتر است یا بنای آسمان بلند که خدا آفرید؟///آیا شما استوار آفریده‌ترید یا آسمان که آن را برافراشت‌///آیا آفرینش شما (بعد از مرگ) مشکل‌تر است یا آفرینش آسمان که خداوند آن را بنا نهاد؟!///آیا شما سخت‌ترید در آفرینش یا آسمان که ساختش‌///آیا آفرینش شما بنیادین‌تر است، یا آسمان (که آن را) سازمان داده است‌؟ quran_en_fa On high hath He raised its canopy, and He hath given it order and perfection. سقفش را برافراشت، پس آن را درست و نیکو قرار داد،///سقفش را برافراشت، پس آن را درست و نیکو قرار داد،///سقفش را برافراشت و بپرداختش،///سقفش را برافراشت و آن را سامان داد///سقفش را برافراشت و آن را [به اندازه معین‌] درست کرد،///سقفش را برافراشت و آن را استوار ساخت.///که سقفی بس بلند و محکم بنیان در کمال زیبایی استوار ساخت.///سقف آن را بلند برکشید و آن را استوار کرد///سقف آن را برافراشت و آن را منظم ساخت،///برافراشت پوشش را پس بیاراستش‌///بلندای جذب‌شده‌اش را بر افراشت، پس آن را سازمان داد. quran_en_fa Its night doth He endow with darkness, and its splendour doth He bring out (with light). و شبش را تاریکو روزش را روشن ساخت،///و شبش را تاریکو روزش را روشن ساخت،///شبش را تاریک کرد و روشنایى‌اش را آشکار ساخت،///و شبش را تاریک و روزش را نمایان کرد///و شبش را تیره و روزش را آشکار گردانید،///شبش را تیره و روزش را روشن گرداند.///و شامش را تیره و روزش را روشن گردانید.///و شب آن را تاریک کرد و روز آن را برآورد///و شبش را تاریک و روزش را آشکار نمود!///و تاریک ساخت شبش را و برآورد روزش‌///و شبش را تیره کرد و روزش را (روشن) برون آورد. quran_en_fa And the earth, moreover, hath He extended (to a wide expanse); و زمین را پس از آن گسترانید،///و زمین را پس از آن گسترانید،///و پس از آن زمین را بگسترد،///و پس از آن زمین را بگسترد///و پس از آن، زمین را با غلتانیدن گسترد،///و پس از آن، زمین را گسترش داد.///و زمین را پس از آن بگسترانید.///و بعد از آن زمین را گستراند///و زمین را بعد از آن گسترش داد،///و زمین را از آن پس گسترانیدش‌///و پس از آن (حرکات ناهموار)، زمین را حرکتی هموار داد. quran_en_fa He draweth out therefrom its moisture and its pasture; و از آن آبو چراگاهش را بیرون آورد،///و از آن آبو چراگاهش را بیرون آورد،///و از آن آب بیرون آورد و چراگاه‌ها پدید کرد،///آب و چراگاهش را از آن بیرون آورد///آبش و چراگاهش را از آن بیرون آورد،///آب‌هاى آن و چراگاه‌ها و گیاهان آن را پدیدار ساخت.///و از آن آب و گیاه پدید آورد.///از آن آب و چراگاه بیرون آورد///و از آن آب و چراگاهش را بیرون آورد،///برون آورد از آن آبش را و چراگاهش‌///آبش و چراگاهش را از آن برون آورد. quran_en_fa And the mountains hath He firmly fixed;- و کوه‌ها را محکم و استوار نمود///و کوه‌ها را محکم و استوار نمود///و کوه‌ها را استوار گردانید،///و کوه‌ها را استوار نمود///و کوهها را لنگر آن گردانید،///و کوه‌ها را استوار و پابرجا گردانید.///و کوهها را بر روی آن استوار ساخت.///و کوهها را استوار بداشت‌///و کوه‌ها را ثابت و محکم نمود!///و کوه‌ها را لنگر گردانیدش‌///و کوه‌ها را در عمقش کوبید. quran_en_fa For use and convenience to you and your cattle. تا مایه بهرهوری شما و دام هایتان باشد.///تا مایه بهرهوری شما و دام هایتان باشد.///براى بهره‌گیرى شما و چارپایانتان.///تا شما و چهارپایانتان را بهره‌اى باشد/// [تا وسیله‌] استفاده براى شما و دامهایتان باشد.///تا مایه‌ی برخوردارى شما و چارپایان شما باشد.///تا (از آن آب و گیاه که از بیابان و کوه بر انگیزد) قوت شما و چهارپایانتان بر آید.///برای برخورداری شما و چارپایانتان‌///همه اینها برای بهره‌گیری شما و چهارپایانتان است!///بهره‌مندیی برای شما و برای دامهای شما///حال آنکه (این آب و گیاه) بهره‌ای است برایتان و برای حیوانات نعمت‌وارتان. quran_en_fa Therefore, when there comes the great, overwhelming (Event),- پس زمانی که آن حادثه بزرگ‌تر [و غیر قابل دفع] در رسد،///پس زمانی که آن حادثه بزرگ‌تر [و غیر قابل دفع] در رسد،///چون آن حادثه بزرگ دررسد،///پس چون آن مصیبت بزرگ در رسد///پس آنگاه که آن هنگامه بزرگ دررسد،///پس هنگامی که آن حادثه‌ی بزرگ‌تر فرارسد.///پس چون آن واقعه بزرگ (و حادثه عظیم قیامت) پدید آید.///آنگاه که هنگامه بزرگ فرارسد///هنگامی که آن حادثه بزرگ رخ دهد،///پس گاهی که آید فرودآینده‌ای بزرگتر///پس آن‌گاه که آن هنگامه‌ی لبریز فراگیر از دشواری در رسد. quran_en_fa The Day when man shall remember (all) that he strove for, در آن روز انسان آنچه تلاش و کوشش کرده به یاد آورد///در آن روز انسان آنچه تلاش و کوشش کرده به یاد آورد///روزى که آدمى همه اعمال خود را به یاد آورد،///آن روز است که آدمى آنچه را کوشیده به یاد آورد/// [آن‌] روز است که انسان آنچه را که در پى آن کوشیده است به یاد آورد///در آن روز، انسان به یاد تلاش‌هایش مى‌افتد.///در آن روز آدمی هر چه کرده به یاد آرد.///روزی که انسان از آنچه کوشیده است، یاد آورد///در آن روز انسان به یاد کوششهایش می‌افتد،///روزی که یاد آورد انسان آنچه را کوشیده است‌///روزی که انسان آنچه (را) کوشیده است به یاد آورد! quran_en_fa And Hell-Fire shall be placed in full view for (all) to see,- و دوزخ رابرای هر بیننده‌ای آشکار سازند،///و دوزخ رابرای هر بیننده‌ای آشکار سازند،///و جهنم را به هر که مى‌بیند نشان دهند؛///و دوزخ براى هر کسى ببیند ظاهر گردد///و جهنم براى هر که بیند آشکار گردد.///و دوزخ براى هر بیننده‌اى آشکار شود.///و دوزخ برای بینندگان آشکار شود.///و جهنم برای هر که درنگرد آشکار شود///و جهنم برای هر بیننده‌ای آشکار می‌گردد،///و آشکار گردد دوزخ برای هر که بیند///و جهنم برای هر کس می‌نگرد بسی آشکار گردد. quran_en_fa Then, for such as had transgressed all bounds, و اما کسی که طغیان و سرکشی کرده///و اما کسی که طغیان و سرکشی کرده///پس هر که طغیان کرده،///پس اما آن که سرکشى کرد///اما هر که طغیان کرد،///اما هر که سرکشى کرده،///پس هر کس (از حکم شرع خدا) سرکش و طاغی شد.///آنگاه هر کس طغیان‌ورزیده باشد///اما آن کسی که طغیان کرده،///پس اما آنکه سرپیچید///پس اما هر کس طغیان کرد؛ quran_en_fa And had preferred the life of this world, و زندگی دنیا را [بر زندگی ابد و جاوید آخرت] ترجیح داده،///و زندگی دنیا را [بر زندگی ابد و جاوید آخرت] ترجیح داده،///و زندگى اینجهانى را برگزیده،///و زندگى پست‌تر را برگزید///و زندگى پست دنیا را برگزید،///و زندگى دنیا را [بر زندگی جاودان] برگزیده باشد،///و زندگی دنیا را برگزید.///و زندگانی دنیا را برگزیده باشد///و زندگی دنیا را مقدم داشته،///و زندگانی دنیا را برگزید///و زندگی (پست) دنیا را (بر آخرت) برگزید؛ quran_en_fa The Abode will be Hell-Fire; پس بی تردید جایگاهش دوزخ است؛///پس بی تردید جایگاهش دوزخ است؛///جهنم جایگاه اوست.///پس همانا دوزخ جایگاه اوست///پس جایگاه او همان آتش است.///بى‌شک، دوزخ جایگاه اوست.///دوزخ جایگاه اوست.///بی‌شک جهنم جایگاه اوست‌///مسلما دوزخ جایگاه اوست!///همانا دوزخ است جایگاهش‌///بی‌گمان (جایگاه و) پناهگاهش آتش زبانه‌دار است. quran_en_fa And for such as had entertained the fear of standing before their Lord's (tribunal) and had restrained (their) soul from lower desires, و اما کسی که از مقام و منزلت پروردگارش ترسیده و نفس را از هوا و هوس بازداشته است؛///و اما کسی که از مقام و منزلت پروردگارش ترسیده و نفس را از هوا و هوس بازداشته است؛///اما هر کس که از ایستادن در برابر پروردگارش ترسیده و نفس را از هوى بازداشته،///و اما آن کس که از مقام پروردگارش ترسان بود و خویشتن را از هوس‌ها بازداشت///و اما کسى که از ایستادن در برابر پروردگارش هراسید، و نفس خود را از هوس باز داشت …///و اما کسى که از مقام پروردگارش ترسید و نفسش را از هوس بازداشت،///و هر کس از حضور در پیشگاه عز ربوبیت بترسید و از هوای نفس دوری جست.///و اما هر کس که از ایستادن [در موضع حساب و حشر] در پیشگاه پروردگارش ترسیده و نفس را از هوی و هوس بازداشته باشد///و آن کس که از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از هوی بازدارد،///و اما آنکه بترسد جایگاه پروردگار خویش را و بازدارد خویشتن را از هوسها///و اما کسی که از مقام پروردگارش هراسید، و نفس (خود) را از هوس باز داشت، quran_en_fa Their abode will be the Garden. پس بی تردید جایگاهش بهشت است.///پس بی تردید جایگاهش بهشت است.///بهشت جایگاه اوست.///پس همانا بهشت جایگاه اوست///پس جایگاه او همان بهشت است.///بى‌شک، بهشت جایگاه اوست.///همانا بهشت منزلگاه اوست.///بی‌گمان بهشت جایگاه اوست‌///قطعا بهشت جایگاه اوست!///همانا بهشت است جایگاهش‌///پس بی‌گمان پناهگاهش بهشت است. quran_en_fa They ask thee about the Hour,-'When will be its appointed time? همواره ازتو درباره قیامت می‌پرسند که در چه زمانی واقع می‌شود؟///همواره ازتو درباره قیامت می‌پرسند که در چه زمانی واقع می‌شود؟///تو را از قیامت مى‌پرسند که چه وقت واقع شود.///از تو در باره‌ى رستاخیز مى‌پرسند که برپائیش کى است///در باره رستاخیز از تو مى‌پرسند که فرارسیدنش چه وقت است؟///[اى پیامبر!] از تو درباره‌ی قیامت مى‌پرسند که چه وقت برپا مى‌شود؟///از تو سؤال کنند که قیامت کی بر پا شود؟///از تو درباره قیامت پرسند که استقرار آن چه وقت است؟///و از تو درباره قیامت می‌پرسند که در چه زمانی واقع می‌شود؟!///پرسندت از ساعت کی است لنگرگاهش‌///درباره‌ی ساعت (پایانی جهان تکلیف) از تو می‌پرسند: «استواریش چه هنگام است؟» quran_en_fa Wherein art thou (concerned) with the declaration thereof? تو از بسیار یاد کردنش [و سخن گفتن درباره آن] چه به دست می‌آوری؟///تو از بسیار یاد کردنش [و سخن گفتن درباره آن] چه به دست می‌آوری؟///از یادکردن آن تو را چه کار است؟///تو را با سخن گفتن در آن چه کار///تو را چه به گفتگو در آن.///تو را به گفتگو درباره‌ی آن چه کار؟///تو را چه کار است دیگر که از آن به یاد آری؟ (بسیار یاد آور شدی و منکران از تو نپذیرفتند).///تو در مقامی نیستی که از آن یاد کنی‌///تو را با یادآوری این سخن چه کار؟!///در چیستی تو از یادآوردنش‌///تو در چه (شناختی) از یادواره‌ی آنی‌؟ quran_en_fa With thy Lord in the Limit fixed therefor. نهایتش به سوی پروردگار توست [کیفیت برپا شدن و زمان وقوع و اوصافش را کسی جز خدا نمی‌داند.]///نهایتش به سوی پروردگار توست [کیفیت برپا شدن و زمان وقوع و اوصافش را کسی جز خدا نمی‌داند.]///منتهاى آن نزد پروردگار توست.///سر انجام آن به جانب پروردگار توست///علم آن با پروردگار تو است.///پایان و سرانجام آن با پروردگار توست.///کار آن ساعت به خدای تو منتهی شود.///منتهای علم آن با پروردگارت توست‌///نهایت آن به سوی پروردگار تو است (و هیچ کس جز خدا از زمانش آگاه نیست)!///بسوی پروردگار تو است پایانش‌///پایانش فراسوی پروردگار توست. quran_en_fa Thou art but a Warner for such as fear it. وظیفه تو فقط بیم دادن کسانی است که همواره از آن می‌ترسند.///وظیفه تو فقط بیم دادن کسانی است که همواره از آن می‌ترسند.///جز این نیست که تو کسانى را که از آن روز بترسند بیم مى‌دهى.///تو فقط بیم دهنده‌ى کسى هستى که از آن بترسد///تو فقط کسى را که از آن مى‌ترسد هشدار مى‌دهى.///وظیفه‌ی تو تنها هشداردادن کسى است که از آن مى‌هراسد.///تو را جز این نباشد که اهل ایمان را هر کس از یاد آن روز هراسان می‌شود به اهوال آن روز آگاه سازی.///تو فقط هشداردهنده کسی هستی که از آن بهراسد///کار تو فقط بیم‌دادن کسانی است که از آن می‌ترسند!///جز این نیست که توئی ترساننده آنکه بترسدش‌///تو تنها کسی را که از آن می‌هراسد هشدار می‌دهی. quran_en_fa The Day they see it, (It will be) as if they had tarried but a single evening, or (at most till) the following morn! گویی آنان روزی که قیامت را می‌بینند چنین می‌پندارند که در برزخ جز شامگاهی یا صبح گاه آن درنگ نکرده‌اند!///گویی آنان روزی که قیامت را می‌بینند چنین می‌پندارند که در برزخ جز شامگاهی یا صبح گاه آن درنگ نکرده‌اند!///چون آن را ببینند، پندارند در این جهان جز یک شامگاه یا چاشت درنگ نکرده‌اند.///روزى که آن را ببینند [پندارند که‌]، گویى توقفشان [در دنیا] جز شامگاهى یا بامدادى بیش نبوده است///روزى که آن را مى‌بینند، گویى که آنان جز شبى یا روزى درنگ نکرده‌اند.///روزى که آن را مى‌بینند، گویى جز شبى یا روزى [در دنیا و برزخ] درنگ نکرده‌اند.///چون آن روز را مردم ببینند گویی همه عمر دنیا شامگاهی یا چاشتگاهی بیش نبوده است.///روزی که آن را بنگرند گویی جز شبانگاهی یا بامدادش [در دنیا] به سر نبرده‌اند///آنها در آن روز که قیام قیامت را می‌بینند چنین احساس می‌کنند که گویی توقفشان (در دنیا و برزخ) جز شامگاهی یا صبح آن بیشتر نبوده است!///گوئیا ایشان روزی که بینندش نماندند جز شبی یا روزش‌///روزی که آن را می‌بینند، گویی آنان بی‌گمان جز شبی یا روزش را درنگ نکرده‌اند. quran_en_fa (The Prophet) frowned and turned away, چهره در هم کشید و روی گردانید،///چهره در هم کشید و روی گردانید،///روى را ترش کرد و سر برگردانید.///رو ترش کرد و رخ برتافت///چهره در هم کشید و روى گردانید،///چهره درهم کشید و روى برتافت.///عبوس و ترشرو گشت.///ترشرویی کرد و روی بر تافت‌///چهره در هم کشید و روی برتافت …///روی درهم کشید و پشت کرد///(ای پیمبر خوش‌خو! آن تندخو) چهره در هم کشید، و روی گردانید، quran_en_fa Because there came to him the blind man (interrupting). از اینکه آن مرد نابینا نزد او آمد!///از اینکه آن مرد نابینا نزد او آمد!///چون آن نابینا به نزدش آمد.///که آن نابینا نزد وى آمد///که آن مرد نابینا پیش او آمد؛///از این که مردی نابینا به سراغ او آمد.///چون آن مرد نابینا حضورش آمد.///از اینکه آن نابینا به نزد او آمد///از اینکه نابینایی به سراغ او آمده بود!///که آمدش کور///(هنگامی) که (آن) مرد نابینا سویش آمد. quran_en_fa But what could tell thee but that perchance he might grow (in spiritual understanding)?- تو چه می‌دانی شاید او [در پرتو تعالیم اسلام از آلودگی] پاک و پاکیزه شود///تو چه می‌دانی شاید او [در پرتو تعالیم اسلام از آلودگی] پاک و پاکیزه شود///و تو چه دانى، شاید که او پاکیزه شود،///و تو چه دانى؟ شاید او پاک شود///و تو چه دانى، شاید او به پاکى گراید،///و تو چه می‌دانى؟ شاید او در پى پاکى و پارسایى باشد.///و تو چه می‌دانی ممکن است او مردی پارسا و پاکیزه صفات باشد.///و تو چه دانی چه بسا او پاکدلی ورزد///تو چه می‌دانی شاید او پاکی و تقوا پیشه کند،///و چه دانستت شاید او پاکی جوید///و تو را (ای بدخو) چه می‌فهماند؟ شاید (هم) او به پاکی گراید. quran_en_fa Or that he might receive admonition, and the teaching might profit him? یا متذکر [حقایق] گردد و آن تذکر او را سود دهد؛///یا متذکر [حقایق] گردد و آن تذکر او را سود دهد؛///یا پند گیرد و پند تو سودمندش افتد.///یا پند گیرد و آن پند سودش دهد///یا پند پذیرد و اندرز سودش دهد.///یا پند گیرد و آن پند سودش بخشد.///یا (به تعلیم رسول) به یاد خدا آید و ذکر حق او را سودمند افتد. (مراد عبد الله مکتوم است که چون حضور رسول برای تعلیم قرآن آمد جمعی از اکابر کفار قریش نزد حضرت بودند، حضرت از حرص بر ایمان و هدایت آنها به او توجه کامل نکرد و به صحبت مشغول بود و مرد متشخصی از امویان بر آن نابینا ترشرویی و اظهار انزجار نمود. بر نکوهش او و حرمت عبد الله این آیات نازل شد).///یا پندگیرد و پندش سود بخشد///یا متذکر گردد و این تذکر به حال او مفید باشد!///یا یادآور شود پس سود دهدش یادآوردن‌///یا یاد پذیرد، پس یادواره سودش دهد. quran_en_fa As to one who regards Himself as self-sufficient, اما کسی که خود را ثروتمند نشان می‌دهد///اما کسی که خود را ثروتمند نشان می‌دهد///اما آن که او توانگر است،///اما آن که [از پند تو] اظهار بى‌نیازى مى‌کند///اما آن کس که خود را بى‌نیاز مى‌پندارد،///اما کسى که خود را بى‌نیاز مى‌بیند.///اما آن که دارا (و مغرور دنیا) است.///اما کسی که بی‌نیازی نشان می‌دهد///اما آن کس که توانگر است،///اما آنکه بی‌نیازی جست‌///اما کسی که خود را بی‌نیاز پندارد. quran_en_fa To him dost thou attend; تو به او روی می‌آوری [و نسبت به وی اهتمام می‌ورزی]///تو به او روی می‌آوری [و نسبت به وی اهتمام می‌ورزی]///تو روى خود بدو مى‌کنى.///پس تو به او مى‌پردازى///تو بدو مى‌پردازى؛///پس تو به او روی مى‌آورى.///تو به او توجه کنی (و حریص بر ایمان او باشی).///[چرا] تو به او می‌پردازی‌///تو به او روی می‌آوری،///پس تواش پذیرفتی‌///پس تو برایش بانگی لطیف و پربرگ‌وساز می‌نوازی. quran_en_fa Though it is no blame to thee if he grow not (in spiritual understanding). در حالی که اگر او نخواهد خود را [از آلودگی‌های باطنی و عملی] پاک کند تکلیفی بر عهده تو [نسبت به او] نیست؛///در حالی که اگر او نخواهد خود را [از آلودگی‌های باطنی و عملی] پاک کند تکلیفی بر عهده تو [نسبت به او] نیست؛///و اگر هم پاک نگردد چیزى بر عهده تو نیست.///و اگر هم پاک نشود، گناهى بر تو نیست///با آنکه اگر پاک نگردد، بر تو [مسؤولیتى‌] نیست.///با آن که اگر نخواهد خود را پاک سازد، بر تو چیزى نیست.///در صورتی که اگر او به پارسایی نپردازد بر تو تکلیفی نیست.///و اگر هم پاکدلی پیشه نکند، ایرادی بر تو نیست‌///در حالی که اگر او خود را پاک نسازد، چیزی بر تو نیست!///و نیست بر تو که او پاکی نجوید///و چیزی (هم) بر تو نیست که خود را پاک نگرداند! quran_en_fa But as to him who came to thee striving earnestly, و اما آنکه شتابان نزد تو آمد///و اما آنکه شتابان نزد تو آمد///و اما آن که دوان‌دوان به نزد تو مى‌آید،///و اما آن که شتابان به سویت آمده///و اما آن کس که شتابان پیش تو آمد،///و اما کسى که شتابان نزد تو آمده،///اما آن کس که (چون عبد الله مکتوم به شوق دل برای ذکر خدا) به سوی تو می‌شتابد.///و اما کسی که شتابان به سویت آمد///اما کسی که به سراغ تو می‌آید و کوشش می‌کند،///و اما آنکه بیامدت می‌دوید///و اما آن کس که شتابان نزدت آمد، quran_en_fa And with fear (in his heart), در حالی که [از پروردگارش] می‌ترسد،///در حالی که [از پروردگارش] می‌ترسد،///و مى‌ترسد،///در حالى که از خدا مى‌ترسد///در حالى که [از خدا] مى‌ترسید،///در حالى که [از خدا] مى‌ترسد،///و او مرد خدا ترس و با تقوایی است.///و او خشیت می‌ورزد///و از خدا ترسان است،///و او می‌ترسید///در حالی‌که (از خدا) می‌هراسد، quran_en_fa Of him wast thou unmindful. تو [با روی گردانی] از او به دیگران می‌پردازی.///تو [با روی گردانی] از او به دیگران می‌پردازی.///تو از او به دیگرى مى‌پردازى.///پس تو از او به دیگرى مى‌پردازى///تو از او به دیگران مى‌پردازى.///از او به دیگران مى‌پردازى.///تو از توجه به او خود داری می‌کنی!///تو از او به دیگری می‌پردازی‌///تو از او غافل می‌شوی!///پس تو از او سرگرمی جستی‌///پس تو از او -با بی‌‌اعتنایی- سهل‌انگاری می‌کنی. quran_en_fa By no means (should it be so)! For it is indeed a Message of instruction: این چنین [برخوردی شایسته] نیست، بی تردید این آیات قرآن مایه پند است.///این چنین [برخوردی شایسته] نیست، بی تردید این آیات قرآن مایه پند است.///آرى، این قرآن اندرزى است،///چنین مپندار، که این [آیات‌] تذکارى است///زنهار [چنین مکن‌] این [آیات‌] پندى است.///این چنین [برخوردى شایسته‌] نیست! بى‌تردید این [قرآن] مایه‌ی پند است.///این روا نیست، که آیات حق برای پند و تذکر (همه خلق) است.///چنین نیست، آن پندآموزی است‌///هرگز چنین نیست که آنها می‌پندارند؛ این (قرآن) تذکر و یادآوری است،///نه چنین است همانا آن است یادآوریی‌///زنهار (چنان نیست!) این (آیات) همواره یادواره‌‌ای است. quran_en_fa Therefore let whoso will, keep it in remembrance. پس هرکه خواست از آن پند گیرد،///پس هرکه خواست از آن پند گیرد،///پس هر که خواهد از آن پند گیرد.///پس هر که خواهد آن را یاد کند///تا هر که خواهد، از آن پند گیرد.///پس هر کس بخواهد، آن را یاد کند و از آن پند گیرد.///تا هر که بخواهد پند گیرد.///هر که خواهد آن را یاد کند///و هر کس بخواهد از آن پند می‌گیرد!///که هر که خواهد یاد آوردش‌///پس هر کس بخواهد، آن را یاد کند. quran_en_fa (It is) in Books held (greatly) in honour, در صحیفه هایی است ارزشمند///در صحیفه هایی است ارزشمند///در صحیفه‌هایى گرامى،///[که‌] در صحیفه‌هایى ارجمند///در صحیفه‌هایى ارجمند،///در میان صحیفه‌هایى ارجمند،///آیات الهی در صحیفه‌هایی مکرم (یعنی لوح محفوظ یا کتب آسمانی یا قلوب پاکان) نگاشته است.///در میان صحیفه‌های ارجمند است‌///در الواح پرارزشی ثبت است،///در نامه‌هایی گرامی‌///در صحیفه‌هایی بس گرامی شده. quran_en_fa Exalted (in dignity), kept pure and holy, بلند مرتبه و پاکیزه///بلند مرتبه و پاکیزه///بلندقدر و پاکیزه،///والا و پاکیزه///والا و پاک‌شده،///بلندمرتبه و پاکیزه است.///که آن صحیفه‌ها بسی بلند مرتبه و پاک و منزه (از خطا) است.///که بلندمرتبه است و پاک داشته‌///الواحی والاقدر و پاکیزه،///برافراشته پاک‌شده‌///بالا بلندی بسی پاک‌شده. quran_en_fa (Written) by the hands of scribes- در دست سفیرانی///در دست سفیرانی///به دست کاتبانى،///به دست سفیرانى///به دست فرشتگانى،///به دست سفیرانى///(سپرده) به دست سفیران حق (و فرشتگان وحی) است.///به دست نویسندگانی‌///به دست سفیرانی است‌///به دستهای پیام‌آورانی‌///به دست‌‌های فرستادگانی. quran_en_fa Honourable and Pious and Just. بزرگوار و نیکوکار.///بزرگوار و نیکوکار.///بزرگوار و نیکوکار.///گرامى و نیکوکار است///ارجمند و نیکوکار.///بزرگوار و نیکوکار.///که ملائکه مقرب عالی رتبه با حسن و کرامتند.///که گرامیانند و نیکان‌///والا مقام و فرمانبردار و نیکوکار!///گرامیانی نیکانی‌///ارجمندان و نیکوکاران‌. quran_en_fa Woe to man! What hath made him reject Allah; مرگ بر انسان، چه کافر و ناسپاس است!///مرگ بر انسان، چه کافر و ناسپاس است!///مرگ بر آدمى باد که چه ناسپاس است.///مرگ بر این انسان، چقدر حق پوش و ناسپاس است///کشته باد انسان، چه ناسپاس است///مرگ بر این انسان [سرکش] که چه ناسپاس است!///ای کشته باد انسان (بی ایمان) که تا این حد کفر و عناد می‌ورزد!///مرگ بر انسان [کافر] چقدر کافرکیش است‌///مرگ بر این انسان، چقدر کافر و ناسپاس است!///کشته باد انسان چه ناسپاس است‌///کشته شده است انسان! چه چیز او را به کفر و کفران واداشته؟ quran_en_fa From what stuff hath He created him? [خدا] او را از چه چیز آفریده؟///[خدا] او را از چه چیز آفریده؟///او را از چه آفریده است؟///خدا او را از چه چیزى آفریده///او را از چه چیز آفریده است؟///[مگر خداوند] او را از چه چیز آفریده است؟///(نمی‌نگرد که) خدا و را از چه چیز خلق کرده است؟///مگر از چه چیزی او را آفریده است‌///(خداوند) او را از چه چیز آفریده است؟!///از چه چیز آفریدش‌///(خدا) او را از چه چیز آفریده‌؟ quran_en_fa From a sperm-drop: He hath created him, and then mouldeth him in due proportions; از نطفه‌ای [ناچیز و بی مقدار] آفریده است، پس او را [در ذات، صفات و اندام] اندازه لازم عطا کرد.///از نطفه‌ای [ناچیز و بی مقدار] آفریده است، پس او را [در ذات، صفات و اندام] اندازه لازم عطا کرد.///از نطفه‌اى آفرید و به اندازه پدید آورد.///او را از نطفه‌اى آفرید و موزونش ساخت///از نطفه‌اى خلقش کرد و اندازه مقررش بخشید.///از نطفه‌اى [ناچیز] او را آفرید و سامانش بخشید.///از آب نطفه (بی قدری بدین صورت زیبا) خلقتش فرمود///او را از نطفه‌ای آفریده است و سر و سامان بخشیده است‌///او را از نطفه ناچیزی آفرید، سپس اندازه‌گیری کرد و موزون ساخت،///از نطفه بیافریدش پس مقدر داشتش (اندازه نهادش)///از نطفه‌ای آفریدش‌. پس اندازه‌ای بخشیدش. quran_en_fa Then doth He make His path smooth for him; آن گاه راه [هدایت، سعادت، خیر و طاعت] را برایش آسان ساخت.///آن گاه راه [هدایت، سعادت، خیر و طاعت] را برایش آسان ساخت.///سپس راهش را آسان ساخت.///آن‌گاه راه [ایمان و اطاعت‌] را بر او آسان کرد///سپس راه را بر او آسان گردانید.///سپس راه [رشد و کمال] را براى او آسان و فراهم نمود.///سپس راه (خروج از نقص به کمال) را بر او سهل و آسان گردانید.///سپس راه را بر او آسان داشته است‌///سپس راه را برای او آسان کرد،///سپس راه را آماده ساختش‌///سپس او را فراسوی راه آسان گردانید. quran_en_fa Then He causeth him to die, and putteth him in his grave; سپس او را میراند و در گور نهاد،///سپس او را میراند و در گور نهاد،///آنگاه بمیراندش و در گور کرد.///سپس وى را بمیراند و به گورش برد///آنگاه به مرگش رسانید و در قبرش نهاد.///آن‌گاه او را میراند و در گورش نهاد.///آن گاه (به وقت معین) او را بمیراند و به خاک قبر سپرد.///سپس او را میرانید و او را در گور کرد///بعد او را میراند و در قبر پنهان نمود،///پس میرانیدش و به گور بردش‌///سپس میراندش، پس در گورش نهاد. quran_en_fa Then, when it is His Will, He will raise him up (again). و سپس چون بخواهد او را زنده می‌کند.///و سپس چون بخواهد او را زنده می‌کند.///و آنگاه که خواهد زنده‌اش سازد.///سپس هر وقت بخواهد زنده‌اش مى‌کند///سپس چون بخواهد او را برانگیزد.///پس هر زمان که بخواهد، او را برانگیزد.///و سپس هر وقت خواهد باز او را از قبر بر انگیزد.///سپس هر زمان که خواست او را برانگیزد///سپس هرگاه بخواهد او را زنده می‌کند!///سپس هر گاه خواست برون آردش‌///سپس هنگامی که بخواهد او را باز می‌گرداند. quran_en_fa By no means hath he fulfilled what Allah hath commanded him. این چنین نیست [که وظیفه‌اش را انجام داده باشد] هنوز آنچه را به او دستور داده به جا نیاورده است.///این چنین نیست [که وظیفه‌اش را انجام داده باشد] هنوز آنچه را به او دستور داده به جا نیاورده است.///نه، که هنوز آنچه را به او فرمان داده بود به جاى نیاورده است.///ولى نه! هنوز [انسان‌] آنچه را که خدایش فرمان داده به جا نیاورده است///ولى نه! هنوز آنچه را به او دستور داده، به جاى نیاورده است.///هرگز! هنوز آنچه را به او فرمان داده، بجا نیاورده است.///چنین نیست (که منکران معاد می‌پندارند) بشر کافر هنوز آنچه خدا امر کرده به جا نیاورده (تا سعادت ابد یابد).///حاشا، او آنچه به او فرمان داده بود، انجام نداد///چنین نیست که او می‌پندارد؛ او هنوز آنچه را (خدا) فرمان داده، اطاعت نکرده است!///نه چنین است هنوز نگذارد آنچه فرمودش‌///نه چنان است‌! هنوز آنچه را به او دستور داده، انجام نداده است. quran_en_fa Then let man look at his food, (and how We provide it): پس انسان باید به خوراکش با تأمل بنگرد///پس انسان باید به خوراکش با تأمل بنگرد///پس آدمى به طعام خود بنگرد.///پس آدمى باید طعام خویش را بنگرد///پس انسان باید به خوراک خود بنگرد،///پس باید انسان به غذاى خود بنگرد.///آدمی باید به قوت و غذای خود به چشم خود بنگرد.///پس باید انسان به خوراک خویش بنگرد///انسان باید به غذای خویش (و آفرینش آن) بنگرد!///پس بنگرد انسان بسوی خوراکش‌///پس انسان باید به خوراک (روح و تن) خود بنگرد. quran_en_fa For that We pour forth water in abundance, که ما [از آسمان] آب فراوانی فرو ریختیم.///که ما [از آسمان] آب فراوانی فرو ریختیم.///ما باران را فرو باریدیم، باریدنى.///به تحقیق ما آب فراوانى [از آسمان‌] فرو ریختیم///که ما آب را به صورت بارشى فرو ریختیم؛///ما آب را آن­گونه که باید، [از آسمان] فروریختیم.///که ما آب باران فرو ریختیم.///ما آب را به فراوانی فرو ریخته‌ایم‌///ما آب فراوان از آسمان فرو ریختیم،///که ریختیم ما آب را ریزشی‌///که همانا ما آب را به صورت بارشی تند فرو ریختیم. quran_en_fa And We split the earth in fragments, سپس زمین را [به صورتی سودمند] از هم شکافتیم.///سپس زمین را [به صورتی سودمند] از هم شکافتیم.///و زمین را شکافتیم، شکافتنى.///سپس زمین را از هم شکافتیم، شکافتنى///آنگاه زمین را با شکافتنى [لازم‌] شکافتیم؛///سپس زمین را به خوبى شکافتیم.///آن گاه خاک زمین بشکافتیم.///سپس زمین را به نیکی برشکافته‌ایم‌///سپس زمین را از هم شکافتیم،///پس شکافتیم زمین را شکافتنی‌///سپس زمین را با شکافتنی (شایسته) شکافتیم. quran_en_fa And produce therein corn, پس در آن دانه‌های فراوانی رویاندیم،///پس در آن دانه‌های فراوانی رویاندیم،///و در آن دانه‌ها رویانیدیم،///و در آن دانه‌ها برویاندیم///پس در آن، دانه رویانیدیم.///و در آن، دانه رویاندیم.///و حبوبات برویانیدیم.///و در آن دانه [ها] رویانده‌ایم‌///و در آن دانه‌های فراوانی رویاندیم،///پس رویانیدیم در آن دانه‌///پس در آن دانه‌ای رویانیدیم، quran_en_fa And Grapes and nutritious plants, و انگور و سبزیجات///و انگور و سبزیجات///و تاک و سبزیهاى خوردنى،///و انگور و سبزى///و انگور و سبزى،///و نیز انگور و سبزیجات،///و باغ انگور و نباتاتی که هر چه بدروند باز بروید.///و نیز انگور و سبزیجات‌///و انگور و سبزی بسیار،///و انگوری و خرمائی‌///و انگوری و سبزی‌ای، quran_en_fa And Olives and Dates, و زیتون و درخت خرما….///و زیتون و درخت خرما….///و زیتون و نخل،///و زیتون و خرما///و زیتون و درخت خرما،///و زیتون و خرما،///و درخت زیتون و نخل خرما.///و درخت زیتون و خرما///و زیتون و نخل فراوان،///و زیتونی و خرمابنی‌///و (درخت) زیتونی و خرمایی، quran_en_fa And enclosed Gardens, dense with lofty trees, و بوستان‌های پر از درخت تناور و بزرگ///و بوستان‌های پر از درخت تناور و بزرگ///و باغهاى پردرخت،///و باغ‌هاى پردرخت///و باغهاى انبوه،///و باغ‌هاى پردرخت،///و باغهای پر از درختان کهن.///و بوستانهای انبوه‌///و باغهای پردرخت،///و باغچه‌هائی پیچیده‌///و باغ‌هایی انبوه، quran_en_fa And fruits and fodder,- و میوه و چراگاه///و میوه و چراگاه///و میوه و علف،///و میوه و علفزار///و میوه و چراگاه،///و میوه و چراگاه،///و انواع میوه‌ها و علفها و مرتعها.///و میوه و علف‌///و میوه و چراگاه،///و میوه‌ای و چمنی‌///و میوه‌ای و چراگاهی. quran_en_fa For use and convenience to you and your cattle. تا مایه برخورداری شما و دام هایتان باشد. ….///تا مایه برخورداری شما و دام هایتان باشد. ….///تا شما و چارپایانتان بهره برید.///تا متاعى براى شما و چهارپایانتان باشد/// [تا وسیله‌] استفاده شما و دامهایتان باشد.///براى برخوردارى شما و چهارپایانتان.///تا شما آدمیان و حیوانات شما هم از آن بهره‌مند شوید.///کالایی برای شما و برای چارپایانتان‌///تا وسیله‌ای برای بهره‌گیری شما و چهارپایانتان باشد!///بهره‌ای برای شما و برای دامهای شما///برای استفاده‌ی شما (مردمان) و دام‌هایتان. quran_en_fa At length, when there comes the Deafening Noise,- پس زمانی که آن بانگ هولناک و مهیب در رسد،///پس زمانی که آن بانگ هولناک و مهیب در رسد،///چون بانگ قیامت برآید،///پس چون آن صیحه گوش خراش در رسد///پس چون فریاد گوش‌خراش دررسد؛///پس هنگامى که آن صداى هولناک برآید.///(به یاد آرید) آن گاه که ندای مهیب قیامت (به گوش همه خلق) برسد.///چون بانگ گوش‌فرسا در آید///هنگامی که آن صدای مهیب [= صیحه رستاخیز] بیاید، (کافران در اندوه عمیقی فرومی‌روند)!///پس گاهی که آید خروش کرسازنده‌///پس چون فریاد گوش‌خراش و دل‌خراش و جان‌ا‌فزا در رسد؛ quran_en_fa That Day shall a man flee from his own brother, روزی که آدمی فرار می‌کند، از برادرش….///روزی که آدمی فرار می‌کند، از برادرش….///روزى که آدمى از برادرش مى‌گریزد،///روزى که آدمى از برادرش بگریزد///روزى که آدمى از برادرش،///روزى که انسان از برادرش بگریزد،///آن روز که (از وحشت و هولناکی) هر کس از برادرش می‌گریزد.///روزی که انسان از برادرش بگریزد///در آن روز که انسان از برادر خود می‌گریزد،///روزی که گریزد مرد از برادرش‌///روزی که آدمی از برادرش، quran_en_fa And from his mother and his father, و از مادر و پدرش….///و از مادر و پدرش….///و از مادرش و پدرش،///و از مادر و پدرش///و از مادرش و پدرش.///و [از] مادر و پدرش،///و بلکه از مادر و پدرش.///و از مادرش و پدرش‌///و از مادر و پدرش،///و مادرش و پدرش‌///و از مادرش و پدرش، quran_en_fa And from his wife and his children. و از همسر و فرزندانش///و از همسر و فرزندانش///و از زنش و فرزندانش.///و از همسر و فرزندانش///و از همسرش و پسرانش مى‌گریزد،///و [از] همسر و فرزندانش،///و از زن و فرزندانش هم می‌گریزد.///و همسرش و پسرانش‌///و زن و فرزندانش؛///و همسرش و فرزندانش‌///و از همسرش و فرزندانش می‌گریزد، quran_en_fa Each one of them, that Day, will have enough concern (of his own) to make him indifferent to the others. در آن روز هرکسی از آنان را کاری است که او را به خود مشغول می‌کند [تا جایی که نمی‌گذارد به چیز دیگری بپردازد.]///در آن روز هرکسی از آنان را کاری است که او را به خود مشغول می‌کند [تا جایی که نمی‌گذارد به چیز دیگری بپردازد.]///هر کس را در آن روز کارى است که به خود مشغولش دارد.///در آن روز هر کسى از مردم وضعى دارد که به خود مشغولش سازد///در آن روز، هر کسى از آنان را کارى است که او را به خود مشغول مى‌دارد.///در آن روز براى هر یک از آنان گرفتارى است که او را [از دیگران] بازمی‌دارد.///در آن روز هر کس چنان گرفتار شأن و کار خود است که به هیچ کس نتواند پرداخت.///برای هر کس از آنان در چنین روز کاری باشد که او را از همه باز دارد///در آن روز هر کدام از آنها وضعی دارد که او را کاملا به خود مشغول می‌سازد!///هر مردی از ایشان را است در آن روز کاری که به خود واداردش‌///(در آن روز) هر کس از آنان را کاری است، که او را تنها به خودش مشغول می‌دارد. quran_en_fa Some faces that Day will be beaming, در آن روز چهره هایی درخشان و نورانی است///در آن روز چهره هایی درخشان و نورانی است///چهره‌هایى در آن روز درخشانند،///آن روز بعضى چهره‌ها باز و روشن‌اند///در آن روز، چهره‌هایى درخشانند،///چهره‌هایى در آن روز درخشانند،///آن روز طایفه‌ای (که اهل ایمانند) رخسارشان فروزان است.///در چنین روز چهره‌هایی تابناک باشد///چهره‌هائی در آن روز گشاده و نورانی است،///چهره‌هایی است در آن روز گشوده‌///در چنان روزی چهره‌هایی درخشان است، quran_en_fa Laughing, rejoicing. خندان و خوشحال….///خندان و خوشحال….///خندانند و شادانند.///خندان و شادمانند///خندان [و] شادانند.///خندان و شادمانند،///خندان و شادمانند.///خندان و شادمان‌///خندان و مسرور است؛///خندان شادان‌///(که) خندان (و) و نویدگیرندگانند. quran_en_fa And other faces that Day will be dust-stained, و در آن روز چهره هایی است که بر آنان غبار نشسته///و در آن روز چهره هایی است که بر آنان غبار نشسته///و چهره‌هایى در آن روز غبارآلودند.///و برخى چهره‌ها آن روز [گرفته‌اند و] بر آنها غبار [اندوه‌] نشسته است///و در آن روز، چهره‌هایى است که بر آنها غبار نشسته،///و بر چهره‌هایى در آن روز، غبار [غم] نشسته.///و رخسار گروهی گرد آلود غم و اندوه است.///و در چنین روز بر چهره‌هایی غبار باشد///و صورتهایی در آن روز غبارآلود است،///و چهره‌هایی در آن روز بر آنها است گردی‌///و چهره‌هایی است که بر آنها غبارهایی نشسته، quran_en_fa Blackness will cover them: [و] سیاهی و تاریکی آنان را فرا گرفته است؛ ….///[و] سیاهی و تاریکی آنان را فرا گرفته است؛ ….///در سیاهى فرو رفته‌اند.///تیرگى و سیاهى آنها را پوشانده است/// [و] آنها را تاریکى پوشانده است؛///و تیرگى و سیاهى، چهره‌ی آنان را پوشانده است.///و به رویشان خاک سیاه ذلت و خجلت نشسته.///تیرگی آنها را فرو گیرد///و دود تاریکی آنها را پوشانده است،///دستخوش سازدش پریشانی‌///(و) آنها را تنگدستی و تنگی و خواری سخت پوشانده! quran_en_fa Such will be the Rejecters of Allah, the doers of iniquity. آنان همان کافران بد کارند.///آنان همان کافران بد کارند.///اینان کافران و فاجرانند.///آنان همان کافران بدکارند///آنان همان کافران بدکارند.///آنان، همان کافران بدکردارند.///آنها همان کافران و بدکاران عالمند.///اینان همان کافرکیشان نافرمانند///آنان همان کافران فاجرند!///آنانند کافران پرده‌دران‌///ایشان، (هم) آنان کافران و فاجرانند. quran_en_fa When the sun (with its spacious light) is folded up; هنگامی که خورشید را به هم درپیچند///هنگامی که خورشید را به هم درپیچند///چون خورشید بى‌فروغ شود،///آن‌گاه که خورشید درهم پیچیده شود///آنگاه که خورشید به هم درپیچد،///آن‌گاه که خورشید درهم­پیچیده و تاریک شود.///هنگامی که آفتاب تابان تاریک شود.///آنگاه که خورشید تاریک شود///در آن هنگام که خورشید در هم پیچیده شود،///گاهی که خورشید بی‌فروغ گردد///آن‌گاه که خورشید در هم پیچیده گردد. quran_en_fa When the stars fall, losing their lustre; و هنگامی که ستارگان تیره و بی نور شوند///و هنگامی که ستارگان تیره و بی نور شوند///و چون ستارگان فرو ریزند،///و آن‌گاه که ستارگان تیره شوند [و فرو ریزند]///و آنگه که ستارگان همى‌تیره شوند،///و آن‌گاه که ستارگان به خاموشى گرایند.///و هنگامی که ستارگان آسمان تیره شوند (و فرو ریزند).///و آنگاه که ستارگان رو به خاموشی نهند///و در آن هنگام که ستارگان بی‌فروغ شوند،///و گاهی که ستارگان تیره شوند///و آن‌گاه که ستارگان درخشان تیره شوند. quran_en_fa When the mountains vanish (like a mirage); و هنگامی که کوه‌ها را به حرکت آرند و از جا برکنند///و هنگامی که کوه‌ها را به حرکت آرند و از جا برکنند///و چون کوه‌ها از جاى خود بشوند،///و آن‌گاه که کوه‌ها به راه افتند [و خرد شوند]///و آنگاه که کوهها به رفتار آیند.///و آن‌گاه که کوه‌ها به حرکت درآیند.///و آن گاه که گوهها به رفتار آیند.///و آنگاه که کوهها روان کرده شوند///و در آن هنگام که کوه‌ها به حرکت درآیند،///و گاهی که کوه‌ها رانده شوند///و آن‌گاه که کوه‌ها به شدت حرکت داده شوند. quran_en_fa When the she-camels, ten months with young, are left untended; و هنگامی که اموال نفیس و با ارزش رها و بی صاحب شود///و هنگامی که اموال نفیس و با ارزش رها و بی صاحب شود///و چون شتران آبستن به حال خود رها شوند،///و آن‌گاه که شتران آبستن وا نهاده شوند///وقتى شتران ماده وانهاده شوند،///و آن‌گاه که اموال با ارزش به حال خود رها شوند.///و آن گاه که شتران ده ماهه آبستن را (که نزد عرب بسیار عزیز است) به کلی رها کنند.///و آنگاه که شتران آبستن ده‌ماهه‌ [ی بس عزیز] وانهاده گردند///و در آن هنگام که باارزش‌ترین اموال به دست فراموشی سپرده شود،///و گاهی که اشتران آبستن (یا آبستنان) رها کرده شوند///و آنگاه که شتران ماده (به هنگام زادن) وانهاده شوند. quran_en_fa When the wild beasts are herded together (in the human habitations); و هنگامی که همه حیوانات وحشی محشور شوند///و هنگامی که همه حیوانات وحشی محشور شوند///و چون وحوش گرد آورده شوند،///و آن‌گاه که درندگان گرد آورده شوند///و آنگه که وحوش را همى‌گرد آرند،///و آن‌گاه که حیوانات وحشى، برانگیخته شوند و گرد آیند.///و هنگامی که وحوش (و طیور نیز به عرصه قیامت) محشور شوند.///و آنگاه که جانوران گرد آورده شوند///و در آن هنگام که وحوش جمع شوند،///و گاهی که وحشیان گردآورده شوند///و آن‌گاه که وحشیان - بدون برگشت- گرد آورده شوند. quran_en_fa When the oceans boil over with a swell; و هنگامی که دریاها مشتعل و برافروخته گردند///و هنگامی که دریاها مشتعل و برافروخته گردند///و چون دریاها آتش گیرند،///و آن‌گاه که دریاها بجوشند///دریاها آنگه که جوشان گردند،///و آن‌گاه که دریاها شعله‌ور و جوشان شوند.///و هنگامی که دریاهای آب (چون آتش سوزان) شعله‌ور گردد.///و آنگاه که دریاها افروخته گردد///و در آن هنگام که دریاها برافروخته شوند،///و گاهی که دریاها به هم آمیخته شوند///و آن‌گاه که دریاها به شدت به جوش آورده شوند. quran_en_fa When the souls are sorted out, (being joined, like with like); و هنگامی که هرکس [با همسان خود] قرین و جفت شوند [خوبان با خوبان و بدان با بدان]///و هنگامی که هرکس [با همسان خود] قرین و جفت شوند [خوبان با خوبان و بدان با بدان]///و چون روحها با تنها قرین گردند،///و آن‌گاه که جان‌ها جفت شوند [و با قرین خود همراه گردند]///و آنگاه که جانها به هم درپیوندند،///و آن‌گاه که جان‌ها جفت و قرین شوند. [نیکان با نیکان و بدان با بدان.]///و هنگامی که نفوس خلق همه با همجنس خود در پیوندند.///و آنگاه که جانها را قرین همدگر کنند///و در آن هنگام که هر کس با همسان خود قرین گردد،///و گاهی که نفوس جفت کرده شوند///و آن‌گاه که نفوس، به هم در پیوسته شوند. quran_en_fa When the female (infant), buried alive, is questioned - و هنگامی که از [دختر] زنده به گور بپرسند///و هنگامی که از [دختر] زنده به گور بپرسند///و چون از دختر زنده به گور شده پرسیده شود که‌///و آن‌گاه که از دختر زنده به گور پرسیده شود///پرسند چو زان دخترک زنده به‌گور:///و آن‌گاه که از [دختران] زنده به گور شده پرسیده شود///و هنگامی که از دختران زنده به گور شده باز پرسند.///و آنگاه که از دختر زنده به گور شده پرسیده شود///و در آن هنگام که از دختران زنده به گور شده سؤال شود:///و گاهی که گورشده پرسیده شود///و آن‌گاه که دختران (زنده) به گور شده پرسیده شوند، quran_en_fa For what crime she was killed; به کدام گناه کشته شده؟///به کدام گناه کشته شده؟///به چه گناهى کشته شده است،///که به کدامین گناه کشته شده است///به کدامین گناه کشته شده است؟///به کدامین گناه کشته شده‌اند؟///که (آن بی گناهان) به چه جرم و گناه کشته شدند؟!///که به کدامین گناه [به ناحق‌] کشته شده است‌///به کدامین گناه کشته شدند؟!///به کدام گناه کشته شد///(که) به کدامین گناه کشته شدند؟ quran_en_fa When the scrolls are laid open; و هنگامی که نامه‌های اعمال را بگشایند….///و هنگامی که نامه‌های اعمال را بگشایند….///و چون صحیفه‌ها باز شوند،///و آن‌گاه که نامه‌هاى اعمال گشوده شود///و آنگاه که نامه‌ها زهم بگشایند،///و آن‌گاه که نامه‌هاى عمل گشوده شود.///و هنگامی که نامه اعمال خلق گشوده شود.///و چون کارنامه‌ها گشوده شود///و در آن هنگام که نامه‌های اعمال گشوده شود،///و گاهی که نامه‌ها گشوده شود///و آن‌گاه که نامه‌ها (ی وحیانی و اعمال مکلفان) باز و آشکار گردند. quran_en_fa When the world on High is unveiled; و هنگامی که آسمان را به شدت برکنند و برچینند///و هنگامی که آسمان را به شدت برکنند و برچینند///و چون آسمان از جاى خود کنده شود،///و آن‌گاه که آسمان برکنده شود///و آنگاه که آسمان زجا کنده شود،///و آن‌گاه که آسمان از جاى کنده شود.///و هنگامی که آسمان را از جای بر کنند.///و چون آسمان پاره پاره گردد///و در آن هنگام که پرده از روی آسمان برگرفته شود،///و گاهی که آسمان برکنده شود///و آن‌گاه که پوست آسمان - هم‌چون شتران- برکنده شود (و به حالت نخستین برگردد). quran_en_fa When the Blazing Fire is kindled to fierce heat; و هنگامی که دوزخ افروخته شود….///و هنگامی که دوزخ افروخته شود….///و چون جهنم افروخته گردد،///و آن‌گاه که دوزخ شعله‌ور گردد///و آنگه که جحیم را برافروزانند،///و آن‌گاه که دوزخ شعله‌ور شود.///و هنگامی که آتش دوزخ را سخت بیفروزند.///و چون دوزخ فروزانده گردد///و در آن هنگام که دوزخ شعله‌ور گردد،///و گاهی که دوزخ افروخته شود///و آن‌گاه که آتش پرهیجان جهنم به شدت برافروخته گردد. quran_en_fa And when the Garden is brought near;- و هنگامی که بهشت را نزدیک آرند///و هنگامی که بهشت را نزدیک آرند///و چون بهشت را پیش آورند،///و آن‌گاه که بهشت نزدیک آورده شود///و آنگه که بهشت را فرا پیش آرند،///و آن‌گاه که بهشت [براى اهلش] نزدیک آورده شود.///و هنگامی که بهشت را (به اهلش) نزدیک سازند.///و چون بهشت نزدیک آورده شود///و در آن هنگام که بهشت نزدیک شود،///و گاهی که بهشت آماده (یا نزدیک) شود///و آن‌گاه که بهشت زینت‌یافته پیش آورده شود. quran_en_fa (Then) shall each soul know what it has put forward. [در چنین موقعیت و زمانی است که] هر کس هر عملی را [از خیر و شر] حاضر کرده است، بداند.///[در چنین موقعیت و زمانی است که] هر کس هر عملی را [از خیر و شر] حاضر کرده است، بداند.///هر کس بداند که چه حاضر آورده است.///[در آن روز] هر کس داند چه حاضر کرده است///هر نفس بداند چه فراهم دیده.///[در آن هنگام] هر کس آنچه را [در دنیا] آماده کرده است، مى‌داند.///در آن هنگام (که روز قیامت است) هر نفسی هر آنچه بر خود حاضر کرده همه را بداند.///هر کس بداند که چه آماده ساخته است‌///(آری در آن هنگام) هر کس می‌داند چه چیزی را آماده کرده است!///بداند هر کسی آنچه احضار کرده است‌///هر نفسی بداند چه پیش آورده. quran_en_fa So verily I call to witness the planets - that recede, پس سوگند به ستارگانی که باز می‌گردند،///پس سوگند به ستارگانی که باز می‌گردند،///سوگند به ستارگان بازگردنده،///پس سوگند به اختران بازگردنده///نه، نه! سوگند به اختران گردان،///پس سوگند مى‌خورم به ستارگانى که بازمى‌گردند،///چنین نیست (که منکران قرآن پندارند) قسم یاد می‌کنم به ستارگان باز گردنده.///پس سوگند می‌خورم به اختران باز گردنده‌///سوگند به ستارگانی که بازمی‌گردند،///پس سوگند نیارم به فروروندگان‌///پس سوگند نمی‌خورم به اختران بسی باز گردنده. quran_en_fa Go straight, or hide; ستارگانی که به سرعت می‌روند و پنهان می‌شوند///ستارگانی که به سرعت می‌روند و پنهان می‌شوند///سیرکننده غایب شونده،///که مى‌روند و نهان مى‌شوند/// [کز دیده‌] نهان شوند و از نو آیند،///در حرکتند و پنهان مى‌شوند،///که به گردش آیند و در مکان خود رخ پنهان کنند.///سیارگان پنهان رونده‌///حرکت می‌کنند و از دیده‌ها پنهان می‌شوند،///روندگان نهان‌شدگان‌///روان‌شده‌ی پنهان‌شونده. quran_en_fa And the Night as it dissipates; و سوگند به شب هنگامی که [روی می‌آورد، و زمانی که] می‌رود///و سوگند به شب هنگامی که [روی می‌آورد، و زمانی که] می‌رود///و سوگند به شب چون تاریک شود،///و سوگند به شب، آن‌گاه که پشت کند///سوگند به شب چون پشت گرداند،///و سوگند به شب، آن‌گاه که برود،///قسم به شب تار هنگامی که روی جهان را تاریک گرداند.///و سوگند به شب چون برود///و قسم به شب، هنگامی که پشت کند و به آخر رسد،///و شب‌گاهی که تیرگیش پشت کند///سوگند به شب چون پس و پیش آید. quran_en_fa And the Dawn as it breathes away the darkness;- و سوگند به صبح هنگامی که می‌دمد [و با گستردن نورش تاریکی را می‌زداید]///و سوگند به صبح هنگامی که می‌دمد [و با گستردن نورش تاریکی را می‌زداید]///و سوگند به صبح چون بدمد،///و سوگند به صبح چون بردمد///سوگند به صبح چون دمیدن گیرد،///و سوگند به صبح، آن‌گاه که بدمد،///و قسم به صبح روشن وقتی که دم زند (و عالم را به روی خود بیفروزد).///و سوگند به صبح چون بدمد///و به صبح، هنگامی که تنفس کند،///و بامدادگاهی که بدرخشد///و سوگند به صبح چون تنفس کند. quran_en_fa Verily this is the word of a most honourable Messenger, که قرآن کلام فرستاده‌ای ارجمند و بزرگوار است.///که قرآن کلام فرستاده‌ای ارجمند و بزرگوار است.///که این سخن رسولى بزرگوار است.///که قطعا این قرآن سخن فرستاده‌اى ارجمند است (جبرئیل)///که [قرآن‌] سخن فرشته بزرگوارى است.///که آن [قرآن]، بازخوانده‌ی [جبرئیل،] پیام‌آورى گرامى است.///(قسم به این آیات) که همانا قرآن کلام رسول بزرگوار حق (جبرئیل) است.///که آن بر خوانده پیام‌آوری گرامی است‌///که این (قرآن) کلام فرستاده بزرگواری است [= جبرئیل امین‌]///که آن است همانا گفتار فرستاده گرامی‌///که (قرآن) بی‌گمان سخن فرستاده‌ی بزرگواری است. quran_en_fa Endued with Power, with rank before the Lord of the Throne, نیرومندی که نزد صاحب عرش دارای مقام و منزلت است؛ ….///نیرومندی که نزد صاحب عرش دارای مقام و منزلت است؛ ….///نیرومند، در نزد خداوند عرش، صاحب مکانت،///نیرومندى که نزد خداوند عرش، منزلت والایى دارد///نیرومند [که‌] پیش خداوند عرش، بلندپایگاه است.///نیرومندى که نزد [خداوند] صاحب عرش، داراى مقامی والاست.///که فرشته با قوت و قدرت است و نزد خدای مقتدر عرش با جاه و منزلت است.///نیرومندی که نزد [خداوند] صاحب عرش، صاحب مقام است‌///که صاحب قدرت است و نزد (خداوند) صاحب عرش، مقام والائی دارد!///توانگری نزد خداوند عرش ارجمند (یا سخن روائی)///نیرومندی (که) نزد صاحب عرش فرماندهی بامکنت و مکانت است. quran_en_fa With authority there, (and) faithful to his trust. آنجا مورد اطاعت [فرشتگان] و امین است….///آنجا مورد اطاعت [فرشتگان] و امین است….///آنجا مطاع امین.///در آن جا فرمانروا و امین است///در آنجا [هم‌] مطاع [و هم‌] امین است.///[دیگر فرشتگان] از او فرمان می‌برند و امین است.///و در آنجا فرمانده فرشتگان و امین وحی خداست.///در آنجا فرمانش برند و امینش شمرند///در آسمانها مورد اطاعت (فرشتگان) و امین است!///فرمانروائی آنجا امینی‌///(در) آنجا (هم) مطاع (و هم) امین است. quran_en_fa And (O people!) your companion is not one possessed; و رفیق و یار شما دیوانه نیست.///و رفیق و یار شما دیوانه نیست.///و همصحبت شما دیوانه نیست.///و این رفیق شما دیوانه نیست///و رفیق شما مجنون نیست؛///و همنشینتان [محمد که عمرى با راستى و خردورزی در میان شما زندگى کرده است‌،] هیچ‌گونه جنونى ندارد.///و رسول عصر شما هرگز دیوانه نیست.///و همسخن شما دیوانه نیست‌///و مصاحب شما [= پیامبر] دیوانه نیست!///و نیست یار شما دیوانه‌///و (این) مصاحب و همنشین شما مجنون نیست. quran_en_fa And without doubt he saw him in the clear horizon. بی تردید امین وحی را در افق روشن دیده است،///بی تردید امین وحی را در افق روشن دیده است،///هر آینه او را در افق روشن دیده است.///او [جبرئیل‌] را در افق روشن دیده است///و قطعا آن [فرشته وحى‌] را در افق رخشان دیده.///و قطعا آن [فرشته‌] را در افق روشن دیده است.///و او امین وحی را در افق اعلای مشرق درست مشاهده کرد.///و به راستی او [جبرئیل‌] را در افق آشکار دیده است‌///او (جبرئیل) را در افق روشن دیده است!///و هر آینه بدیدش در افقی آشکار///و همانا او خدا را در افقی روشنگر (با دیده‌ی بصیرت) دید. quran_en_fa Neither doth he withhold grudgingly a knowledge of the Unseen. و او نسبت به [ابلاغ و تعلیم] آنچه به او وحی می‌شود، بخیل نیست///و او نسبت به [ابلاغ و تعلیم] آنچه به او وحی می‌شود، بخیل نیست///و آنچه را از غیب به او گویند دریغ نمى‌دارد.///و او در [ابلاغ‌] وحى بخیل نیست///و او در امر غیب بخیل نیست.///و او بر [رساندن وحى از عالم] غیب بخل نمى‌ورزد. [و آنچه را دریافت کرده، دریغ نمى‌کند.]///و این رسول شما بر وحی از عالم غیب بخل نمی‌ورزد (و شما را از علم وحی خود آگاه می‌سازد).///و او در [گزاردن‌] وحی غیبی، بخیل نیست‌///و او نسبت به آنچه از طریق وحی دریافت داشته بخل ندارد!///و نیست او بر ناپیدا بخیل‌///و او بر غیب بخیل نیست. quran_en_fa Nor is it the word of an evil spirit accursed. و قرآن، کلام شیطان رانده شده نیست؛///و قرآن، کلام شیطان رانده شده نیست؛///و آن سخن، سخن شیطان رجیم نیست.///و این [قرآن‌] سخن شیطان مطرود نیست///و [قرآن‌] نیست سخن دیو رجیم.///و آن قرآن، بازخوانده‌ی شیطان رانده شده نیست.///و قرآن او هرگز کلام شیطانی مردود نیست.///و آن سخن شیطان مطرود نیست‌///این (قرآن) گفته شیطان رجیم نیست!///و نیست آن سخن شیطان رانده‌شده‌///و قرآن سخن شیطانی سنگ‌باران شده نیست. quran_en_fa When whither go ye? پس [با انکار قرآن و روی گرداندن از آن] کجا می‌روید؟///پس [با انکار قرآن و روی گرداندن از آن] کجا می‌روید؟///پس به کجا مى‌روید؟///پس به کجا مى‌روید///پس به کجا مى‌روید؟///پس به کجا مى‌روید؟///پس شما به کجا می‌روید؟///پس به کجا می‌روید؟///پس به کجا می‌روید؟!///پس کجا می‌روید///پس به کجا می‌روید؟ quran_en_fa Verily this is no less than a Message to (all) the Worlds: قرآن فقط وسیله یادآوری و پند برای جهانیان است؛///قرآن فقط وسیله یادآوری و پند برای جهانیان است؛///این کتاب پندى است براى جهانیان.///این جز تذکارى براى جهانیان نیست///این [سخن‌] بجز پندى براى عالمیان نیست؛///آن مایه‌ی تذکر و پند براى جهانیان است.///این (قرآن عظیم) جز پند و نصیحت اهل عالم هیچ نیست.///آن جز پندآموزی برای جهانیان نیست‌///این قرآن چیزی جز تذکری برای جهانیان نیست،///نیست آن جز یادآوریی برای جهانیان‌///این قرآن به جز یادواره‌ای برای عالمیان نیست. quran_en_fa (With profit) to whoever among you wills to go straight: برای هرکس از شما که بخواهد [در همه شؤون زندگی مادی و معنوی] راه مستقیم بپیماید///برای هرکس از شما که بخواهد [در همه شؤون زندگی مادی و معنوی] راه مستقیم بپیماید///براى هر کس از شما که بخواهد به راه راست افتد.///براى هر کس از شما که خواهد راست و مستقیم شود///براى هر یک از شما که خواهد به راه راست رود.///براى هر کس از شما که بخواهد راستى و درستى پیشه کند.///تا هر که از شما بندگان بخواهد راه راست (حق پرستی و سعادت ابد) پیش گیرد.///برای هر کس از شما که بخواهد راستی و درستی پیشه کند///برای کسی از شما که بخواهد راه مستقیم در پیش گیرد!///برای آنکه خواهد از شما که راستی گزیند (یا پایداری کند)///(بلکه) برای هر کس از شما که بخواهد (در سایه‌ی وحی) مستقیم گردد. quran_en_fa But ye shall not will except as Allah wills,- the Cherisher of the Worlds. و شما [طی راه مستقیم را] نخواهید خواست مگر آنکه خدا پروردگار جهانیان بخواهد.///و شما [طی راه مستقیم را] نخواهید خواست مگر آنکه خدا پروردگار جهانیان بخواهد.///و شما نمى‌خواهید مگر آنچه را که پروردگار جهانیان خواسته باشد.///و شما نمى‌خواهید مگر آن که خدا، پروردگار جهانیان، بخواهد///و تا خدا، پروردگار جهانها، نخواهد، [شما نیز] نخواهید خواست.///و تا خداوند، پروردگار جهانیان نخواهد، [شما نیز] نخواهید خواست.///و شما (کافران، راه حق را) نمی‌خواهید مگر خدای آفریننده عالم بخواهد.///و نخواهید مگر آنچه خداوند، که پروردگار جهانیان است، بخواهد///و شما اراده نمی‌کنید مگر اینکه خداوند -پروردگار جهانیان- اراده کند و بخواهد!///و نخواهید جز آنکه بخواهد خدا پروردگار جهانیان‌///و تا خدا، پروردگار جهانیان، نخواهد، (شما نیز) نخواهید خواست. quran_en_fa When the Sky is cleft asunder; هنگامی که آسمان بشکافد///هنگامی که آسمان بشکافد///آنگاه که آسمان بشکافد،///آن‌گاه که آسمان بشکافد///آنگاه که آسمان زهم بشکافد،///آن‌گاه که آسمان شکافته شود.///هنگامی که آسمان شکافته شود.///چون آسمان گسسته شود///آن زمان که آسمان [= کرات آسمانی‌] از هم شکافته شود،///گاهی که آسمان بشکافد///هنگامی که آسمان از هم بشکافد. quran_en_fa When the Stars are scattered; و هنگامی که ستارگان پراکنده شوند///و هنگامی که ستارگان پراکنده شوند///و آنگاه که ستارگان پراکنده شوند،///و آن‌گاه که اختران پراکنده شوند///و آنگاه که اختران پراکنده شوند،///و آن‌گاه که ستارگان پراکنده شوند.///و هنگامی که ستارگان آسمان فرو ریزند.///و چون ستارگان فروریزند///و آن زمان که ستارگان پراکنده شوند و فرو ریزند،///و گاهی که ستارگان بپاشد (یا بریزد)///و هنگامی که اختران پراکنده شوند. quran_en_fa When the Oceans are suffered to burst forth; و هنگامی که دریاها شکافته شوند [و به هم بپیوندند]///و هنگامی که دریاها شکافته شوند [و به هم بپیوندند]///و آنگاه که دریاها به هم بپیوندند،///و آن‌گاه که دریاها درهم روان شوند///و آنگاه که دریاها از جا برکنده گردند،///و آن‌گاه که دریاها گشوده شوند و به هم راه یابند.///و هنگامی که آب دریاها روان گردد (تا به هم پیوسته همه یک دریا شود).///و چون دریاها به هم راه یابند///و آن زمان که دریاها به هم پیوسته شود،///و گاهی که دریاها شکافته شود///و هنگامی که دریاها بسیار روان شوند (و فوران کنند). quran_en_fa And when the Graves are turned upside down;- و هنگامی که قبرها زیر و رو شوند،///و هنگامی که قبرها زیر و رو شوند،///و آنگاه که قبرها زیر و زبر گردند،///و آن‌گاه که قبرها زیر و رو شوند///و آنگاه که گورها زیر و زبر شوند،///و آن‌گاه که قبرها زیر و رو گردد.///و هنگامی که قبرها زیر و رو شود (و خلایق از آنها بر انگیخته شوند).///و چون گورها زیر و زبر شود///و آن زمان که قبرها زیر و رو گردد (و مردگان خارج شوند)،///و گاهی که گورها برانگیخته شود///و هنگامی که گورها (زیر و زبر و) انگیخته شوند. quran_en_fa (Then) shall each soul know what it hath sent forward and (what it hath) kept back. هرکسی آنچه را [از خیر و شر] پیش فرستاده و باز پس نهاده بداند.///هرکسی آنچه را [از خیر و شر] پیش فرستاده و باز پس نهاده بداند.///هر کس مى‌داند چه چیز پیشاپیش فرستاده و چه چیز بر جاى گذاشته است.///هر کسى بداند آنچه را پیش فرستاده و آنچه را پس نهاده است///هر نفسى آنچه را پیش فرستاده و بازپس گذاشته، بداند.///[آن هنگام] هر کس آنچه را از پیش فرستاده و آنچه را از پس فرستاده است، مى‌داند.///آن هنگام است که هر شخصی به هر چه مقدم و مؤخر انجام داده همه را بداند (شاید مراد از مقدم عملی است که پیش از رفتن از دنیا برای آخرت به جای آورده، و مؤخر آن اعمالی که پس از مرگ به او می‌رسد مانند باقیات صالحات و اعمال خیری که وصیت کرده و وقف و صدقات جاری و فرزند صالح یا کتاب علمی و سنت حسنه).///هر کس بداند که چه چیزی پیش داشته و چه چیزی را فرو گذاشته است‌///(در آن زمان) هر کس می‌داند آنچه را از پیش فرستاده و آنچه را برای بعد گذاشته است.///داند کسی چه پیش فرستاده است و چه پس آورده است‌///هر نفسی آنچه را پیش فرستاده و باز پس نهاده، بداند. quran_en_fa O man! What has seduced thee from thy Lord Most Beneficent?- ای انسان! چه چیزی تو را به پروردگار بزرگوارت مغرور کرده است؟///ای انسان! چه چیزی تو را به پروردگار بزرگوارت مغرور کرده است؟///اى آدمى، چه چیز تو را به پروردگار کریمت مغرور کرده است؟///اى انسان! چیست که تو را در برابر پروردگار کریمت مغرور ساخته///اى انسان، چه چیز تو را در باره پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته؟///اى انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگارت که کریم و بخشنده است، مغرور ساخت؟///ای انسان، چه باعث شد که به خدای کریم بزرگوار خود مغرور گشتی (و نافرمانی او کردی).///هان ای انسان چه چیزی تو را در حق پروردگار بخشنده‌ات غره کرد؟///ای انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار کریمت مغرور ساخته است؟!///ای انسان چه چیزت فریفت (یا چه فریفته تو را) به پروردگار کریمت‌///هان ای انسان! چه چیز تو را به پروردگار کریمت مغرور ساخت‌؟ quran_en_fa Him Who created thee. Fashioned thee in due proportion, and gave thee a just bias; همان کسی که تو را آفرید و اندامت را درست و نیکو ساخت و متعادل و متناسب قرار داد،///همان کسی که تو را آفرید و اندامت را درست و نیکو ساخت و متعادل و متناسب قرار داد،///آن که تو را بیافرید و اعضایت تمام کرد و اعتدالت بخشید.///همان که تو را آفرید و پرداخت و تناسب بخشید///همان کس که تو را آفرید، و [اندام‌] تو را درست کرد، و [آنگاه‌] تو را سامان بخشید.///همان که تو را آفرید و [اندامت را] استوار ساخت و هماهنگ و متعادل کرد.///آن خدایی که تو را به وجود آورد و به صورتی تمام و کامل بیاراست و به اعتدال (اندام و تناسب قوا) برگزید.///همان که تو را آفرید و استوار کرد و متعادل ساخت‌///همان خدایی که تو را آفرید و سامان داد و منظم ساخت،///آنکه آفریدت پس راست آوردت پس معتدلت ساخت‌///(همان) کسی که تو را آفرید؛ پس سازمانت داد، و بعد تو را سامان بخشید. quran_en_fa In whatever Form He wills, does He put thee together. و تو را در هر نقش و صورتی که خواست ترکیب کرد.///و تو را در هر نقش و صورتی که خواست ترکیب کرد.///و به هر صورتى که خواست اعضاى تو را به هم انداخت.///به هر صورتى که خواست تو را ترکیب نمود///و به هر صورتى که خواست، تو را ترکیب کرد.///و به هر صورت که خواست، تو را ترکیب کرد.///و حال آنکه به هر صورتی که خواستی (جز این صورت زیبا هم) خلق توانستی کرد.///به هر صورتی که خواست [وجود] تو را ترکیب کرد///و در هر صورتی که خواست تو را ترکیب نمود.///به هر پیکری که خواست تو را پرداخت‌///(و) در هر چهره‌ای [: روحی و جسمی] آنچه می‌خواست، تو را ترکیب داد. quran_en_fa Nay! But ye do reject Right and Judgment! این چنین نیست [که سبب ارتکاب گناهانتان مغرور بودنتان به بزرگواری پروردگار باشد]، بلکه روز جزا را تکذیب می‌کنید [و با این تکذیب، راه گناه را به روی خود باز می‌نمایید،]///این چنین نیست [که سبب ارتکاب گناهانتان مغرور بودنتان به بزرگواری پروردگار باشد]، بلکه روز جزا را تکذیب می‌کنید [و با این تکذیب، راه گناه را به روی خود باز می‌نمایید،]///آگاه باشید که شما روز جزا را دروغ مى‌انگارید.///چنین نیست [که مى‌پندارید،] بلکه شما رستاخیز را دروغ مى‌انگارید///با این همه، شما منکر [روز] جزایید.///با این همه، [شما روز] جزا را دروغ مى‌پندارید.///چنین نیست (که شما کافران پنداشتید که معاد و قیامتی نیست) بلکه شما (از جهل) روز جزا را تکذیب می‌کنید.///چنین نیست، بلکه [روز] جزا را انکار دارید///(آری) آن گونه که شما می‌پندارید نیست؛ بلکه شما روز جزا را منکرید!///نه چنین است بلکه تکذیب کنید به دین‌///هرگز نه چنان است! شما دین را (با همان) تکذیب می‌کنید. quran_en_fa But verily over you (are appointed angels) to protect you,- و بی تردید بر شما نگهبانانی گماشته‌اند///و بی تردید بر شما نگهبانانی گماشته‌اند///حال آنکه بر شما محافظانى گمارده شده‌اند:///و قطعا بر شما نگاهبانانى است///و قطعا بر شما نگهبانانى [گماشته شده‌] اند:///در حالى که قطعا بر شما نگهبانانى [از فرشتگان] گمارده شده‌اند.///البته نگهبانها بر (مراقبت احوال) شما مأمورند.///و بر شما نگهبانانی معین شده است‌///و بی‌شک نگاهبانانی بر شما گمارده شده …///و همانا بر شما است نگهبانانی‌///و همواره بر شما بی‌گمان نگهبانانی (گماشته شده) اند؛ quran_en_fa Kind and honourable,- Writing down (your deeds): بزرگوارانی نویسنده///بزرگوارانی نویسنده///کاتبانى بزرگوار،///نویسندگانى ارجمند/// [فرشتگان‌] بزرگوارى که نویسندگان [اعمال شما] هستند؛///نویسندگانى بزرگوار،///که آنها نویسندگان (اعمال شما و فرشته) مقرب خدایند.///که نویسندگانی گرامی‌اند///والا مقام و نویسنده (اعمال نیک و بد شما)،///گرامیانی نویسندگانی‌///کریمان نویسندگان (اعمال شما)، quran_en_fa They know (and understand) all that ye do. که آنچه را [از خیر و شر] انجام می‌دهید، می‌دانند [و ضبط می‌کنند.]///که آنچه را [از خیر و شر] انجام می‌دهید، می‌دانند [و ضبط می‌کنند.]///مى‌دانند که شما چه مى‌کنید.///مى‌دانند آنچه مى‌کنید///آنچه را مى‌کنید، مى‌دانند.///که به آنچه مى‌کنید، آگاهند.///شما هر چه کنید همه را می‌دانند.///آنچه می‌کنید می‌دانند///که می‌دانند شما چه می‌کنید!///دانند آنچه کنید///آنچه را می‌کنید، می‌دانند. quran_en_fa As for the Righteous, they will be in bliss; به یقین نیکان در نعمت فراوانی قرار دارند///به یقین نیکان در نعمت فراوانی قرار دارند///هر آینه نیکوکاران در نعمتند،///همانا نیکان در بهشت پر نعمت‌اند///قطعا نیکان به بهشت اندرند.///بى‌شک، نیکان در ناز و نعمت‌اند.///همانا نیکو کاران عالم در بهشت پر نعمت متنعمند.///بی‌گمان نیکان در ناز و نعمت [بهشتی‌] اند///به یقین نیکان در نعمتی فراوانند.///همانا نیکانند در نعمتها///به‌راستی نیکان بی‌گمان در (ژرفای) نعمتی اندرند. quran_en_fa And the Wicked - they will be in the Fire, و مسلما گناهکاران در دوزخ اند///و مسلما گناهکاران در دوزخ اند///و گناهکاران در جهنم.///و به یقین بدکاران در دوزخند///و بى‌شک، بدکاران در دوزخند.///و بدکاران در آتشى شعله‌ور.///و بدکاران در آتش دوزخ معذبند.///و بی‌گمان نافرمانان در آتش دوزخند///و بدکاران در دوزخند،///و همانا گنهکارانند در دوزخ‌///و بدکاران همی بی‌امان در آتشی شعله‌ورند. quran_en_fa Which they will enter on the Day of Judgment, [که] روز پاداش در آن درآیند،///[که] روز پاداش در آن درآیند،///در روز شمار به جهنم درآیند،///که روز جزا در آن مى‌سوزند///روز جزا در آنجا درآیند،///که در روز جزا به آن وارد شوند،///روز جزا به آن دوزخ در افتند.///در روز جزا وارد آن شوند///روز جزا وارد آن می‌شوند و می‌سوزند،///چشندش روز دین‌///روز بروز طاعت، آن را می‌افروزند. quran_en_fa And they will not be able to keep away therefrom. و آنان از دوزخ غایب نمی‌شوند///و آنان از دوزخ غایب نمی‌شوند///و از آن غایب نشوند.///و هیچ‌گاه از آن دور نباشند، [از آن بیرون نیایند]///و از آن [عذاب‌] دور نخواهند بود.///و لحظه‌اى، از آن جدا نشوند.///و هیچ از آن آتش دور نتوانند بود.///و از آن بدور [و در امان‌] نیستند///و آنان هرگز از آن غایب و دور نیستند!///و نیستند ایشان از آن ناپدیدان‌///و آنها از آن (عذاب) پنهان نیستند. quran_en_fa And what will explain to thee what the Day of Judgment is? و تو چه می‌دانی روز جزا چیست؟///و تو چه می‌دانی روز جزا چیست؟///تو چه مى‌دانى که روز شمار چیست؟///تو چه مى‌دانى روز جزا چیست///و تو چه دانى که چیست روز جزا؟///و تو چه می‌دانى که روز جزا چه روزى است؟///و تو چگونه به روز با عظمت جزا (ای بشر امروز کاملا) آگاه توانی شد؟///و چه دانی روز جزا چیست‌///تو چه می‌دانی روز جزا چیست؟!///و ندانی تو چیست روز دین‌///و تو را چه فهمانید که روز دین [: بروز طاعت] چیست‌؟ quran_en_fa Again, what will explain to thee what the Day of Judgment is? باز چه می‌دانی روز جزا چیست؟///باز چه می‌دانی روز جزا چیست؟///باز هم تو چه مى‌دانى که روز شمار چیست؟///باز تو چه مى‌دانى روز جزا چیست///باز چه دانى که چیست روز جزا؟///باز، چه می‌دانى که روز جزا چه روزى است؟///باز هم عظمت آن روز جزا را چگونه توانی دانست؟///باز چه دانی که روز جزا چیست‌///باز چه می‌دانی روز جزا چیست؟!///پس ندانی تو چیست روز دین‌///چه فهماندت که روز دین چیست‌؟ quran_en_fa (It will be) the Day when no soul shall have power (to do) aught for another: For the command, that Day, will be (wholly) with Allah. روزی که کسی از کسی چیزی از عذاب را دفع نمی‌کند، و در آن روز، فرمان و حکم ویژه خداست.///روزی که کسی از کسی چیزی از عذاب را دفع نمی‌کند، و در آن روز، فرمان و حکم ویژه خداست.///روزى است که کسى براى کسى دیگر هیچ کارى نتواند کرد و در آن روز فرمان فرمان خدا باشد.///روزى است که هیچ کس براى کسى اختیار چیزى را ندارد، و حکم در آن روز مخصوص خداست///روزى که کسى براى کسى هیچ اختیارى ندارد؛ و در آن روز، فرمان از آن خداست.///روزى که هیچ کس براى دیگرى هیچ اختیارى ندارد و در آن روز، فرمان، فرمان خداست.///آن روز هیچ کس برای کسی قادر بر هیچ کار نیست و تنها حکم و فرمان در آن روز با خدای یکتاست.///روزی که هیچ کس، اختیاری در حق هیچ کس ندارد، و در چنین روز کار با خداوند است‌///روزی است که هیچ کس قادر بر انجام کاری به سود دیگری نیست، و همه امور در آن روز از آن خداست!///روزی که دارا نیست کسی برای کسی چیزی و کار در آن روز خدا را است‌///روزی را که هیچ‌کس برای کسی هیچ اختیاری ندارد و در آن روز، فرمان تنها از خداست. quran_en_fa Woe to those that deal in fraud,- وای بر کم فروشان!///وای بر کم فروشان!///واى بر کم‌فروشان.///واى بر کم فروشان///واى بر کم‌فروشان،///واى بر کم‌فروشان!///وای به حال کم فروشان.///وای بر کم‌فروشان‌///وای بر کم‌فروشان!///وای بر کم‌فروشان‌///وای بر کم‌‌کنندگان! quran_en_fa Those who, when they have to receive by measure from men, exact full measure, آنان که چون از مردم کالایی را با پیمانه و وزنمی ستانند، تمام و کامل می‌ستانند،///آنان که چون از مردم کالایی را با پیمانه و وزنمی ستانند، تمام و کامل می‌ستانند،///آنان که چون از مردم کیل مى‌ستانند آن را پر مى‌کنند؛///آنان که چون از مردم پیمانه بستانند، تمام مى‌ستانند///که چون از مردم پیمانه ستانند، تمام ستانند؛///کسانى که هرگاه [برای خرید] از مردم، کالایى را پیمانه می­کنند تمام و کامل مى‌گیرند.///آنان که چون به کیل (یا وزن) چیزی از مردم بستانند تمام بستانند.///کسانی که چون از مردمان پیمانه می‌ستانند، کامل می‌گیرند///آنان که وقتی برای خود پیمانه می‌کنند، حق خود را بطور کامل می‌گیرند؛///آنان که هر گاه پیمایند بر مردم تمام بردارند///همانان که چون از مردمان پیمانه‌ای ستانند، تمام ستانند. quran_en_fa But when they have to give by measure or weight to men, give less than due. و چون برای آنان پیمانه و وزن کنند، کم می‌دهند.///و چون برای آنان پیمانه و وزن کنند، کم می‌دهند.///و چون براى مردم مى‌پیمایند یا مى‌کشند از آن مى‌کاهند.///و چون به دیگران پیمانه دهند یا وزن کنند، کم مى‌دهند///و چون براى آنان پیمانه یا وزن کنند، به ایشان کم دهند.///ولى هنگامی که مى‌خواهند [برای فروش] به آنان پیمانه بدهند، یا برایشان [کالایى را] وزن کنند، کم مى‌گذارند.///و چون چیزی بدهند در کیل و وزن به مردم کم دهند.///و چون به ایشان پیمانه دهند یا برایشان [کالایی‌] برکشند، کم می‌گذارند///اما هنگامی که می‌خواهند برای دیگران پیمانه یا وزن کنند، کم می‌گذارند!///و هر گاه پیمایندشان یا سنجندشان کم دهند///و چون آنان را پیمانه یا وزن کنند، به ایشان زیان رسانند. quran_en_fa Do they not think that they will be called to account?- آیا اینان یقین ندارند که حتما بر انگیخته می‌شوند؟///آیا اینان یقین ندارند که حتما بر انگیخته می‌شوند؟///آیا اینان نمى‌دانند که زنده مى‌شوند.///آیا آنان فکر نمى‌کنند که برانگیخته مى‌شوند///مگر آنان گمان نمى‌دارند که برانگیخته خواهند شد؟///آیا آنان گمان ندارند که برانگیخته خواهند شد؟///آیا آنها نمی‌دانند که (پس از مرگ برای مجازات) بر انگیخته می‌شوند،///آیا اینان نمی‌دانند که برانگیخته خواهند شد///آیا آنها گمان نمی‌کنند که برانگیخته می‌شوند،///آیا نپندارند که ایشان برانگیختگانند///آیا ایشان گمان نمی‌دارند که بی‌گمان برانگیختگانند، quran_en_fa On a Mighty Day, برای روزی بزرگ،///برای روزی بزرگ،///در آن روز بزرگ؟///براى روزى بزرگ/// [در] روزى بزرگ:///در روزى بزرگ؟///در روزی که آن بسیار روز بزرگی است؟///در روزی بزرگ‌///در روزی بزرگ؛///برای روزی بزرگ‌///برای روزی بزرگ. quran_en_fa A Day when (all) mankind will stand before the Lord of the Worlds? روزی که مردم در برابر پروردگار جهانیان به پا می‌ایستند.///روزی که مردم در برابر پروردگار جهانیان به پا می‌ایستند.///روزى که مردم به پیشگاه پروردگار جهانیان مى‌ایستند.///روزى که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان بایستند///روزى که مردم در برابر پروردگار جهانیان به پاى ایستند.///روزى که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان خواهند ایستاد.///روزی که مردم تمام در حضور پروردگار عالم (برای حساب) می‌ایستند.///روزی که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان بایستند///روزی که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان می‌ایستند.///روزی که بپای خیزند مردم برای پروردگار جهانیان‌///روزی که مردمان در برابر پروردگار جهانیان به پای ایستند. quran_en_fa Nay! Surely the record of the wicked is (preserved) in Sijjin. این چنین نیست که می‌پندارند [در آن روز] یقینا پرونده بدکاران در سجین است.///این چنین نیست که می‌پندارند [در آن روز] یقینا پرونده بدکاران در سجین است.///آگاه باشید که اعمال بدکاران مکتوب در سجین است.///چنین نیست [که خیال مى‌کنند،] مسلما کارنامه بدکاران در «سجین» است///نه چنین است [که مى‌پندارند]، که کارنامه بدکاران در «سجین» است.///چنین نیست [که آنان مى‌پندارند]! همانا [سرنوشت] پرونده‌ی بدکاران در سجین است.///چنین نیست (که منکران پندارند) البته (روز قیامت) بد کاران با نامه عمل سیاهشان در عذاب سجینند.///چنین نیست، بی‌گمان کارنامه نافرمانان در سجین است‌///چنین نیست که آنها (درباره قیامت) می‌پندارند، به یقین نامه اعمال بدکاران در «سجین» است!///نه چنین است همانا نامه گنهکاران است در سجین‌///هرگز نه چنان است (که می‌پندارند)! کتاب (اعمال) فاجران بی‌چون و بی‌امان در (ژرفای) سجین است. quran_en_fa And what will explain to thee what Sijjin is? و تو چه می‌دانی که سجین چیست؟///و تو چه می‌دانی که سجین چیست؟///تو چه مى‌دانى که سجین چیست؟///و تو چه مى‌دانى «سجین» چیست///و تو چه دانى که «سجین» چیست؟///و تو چه مى‌دانى که سجین چیست؟///و چگونه به حقیقت سجین آگاه توانی شد؟///و تو چه دانی سجین چیست؟///تو چه می‌دانی «سجین» چیست؟///و چه دانستت چیست سجین‌///و تو را چه آگاه کرد که سجین چیست‌؟ quran_en_fa (There is) a Register (fully) inscribed. قضا و سرنوشتی حتمی [برای خائنان] است.///قضا و سرنوشتی حتمی [برای خائنان] است.///کتابى است نوشته.///کارنامه‌اى است نوشته و خوانا [که مجازات اعمال در آن است‌]///کتابى است نوشته‌شده.///این سرنوشتى است رقم خورده [و حتمى].///کتابی است (که به قلم حق) نوشته شده.///کتابی است نگاشته‌///نامه‌ای است رقم زده شده و سرنوشتی است حتمی!///نامه‌ای است نوشته‌///کتابی است رقم زده و نوشته شده. quran_en_fa Woe, that Day, to those that deny- وای در آن روز بر تکذیب کنندگان.///وای در آن روز بر تکذیب کنندگان.///در آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان:///واى در آن روز بر تکذیب کنندگان///واى بر تکذیب‌کنندگان در آن هنگام:///در آن روز، واى بر تکذیب‌کنندگان!///وای آن روز به حال منکران و تکذیب کنندگان.///در چنین روز وای بر منکران‌///وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان!///وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان‌///وای در آن هنگام (و هنگامه) بر تکذیب‌کنندگان‌! quran_en_fa Those that deny the Day of Judgment. آنان که همواره روز جزا را تکذیب می‌کنند.///آنان که همواره روز جزا را تکذیب می‌کنند.///آنان که روز جزا را دروغ انگاشتند.///همانان که روز جزا را دروغ مى‌پندارند///آنان که روز جزا را دروغ مى‌پندارند.///کسانى که روز جزا را انکار مى‌کنند.///آنان که روز جزا را تکذیب می‌کنند.///کسانی که روز جزا را منکرند///همانها که روز جزا را انکار می‌کنند.///آنان که تکذیب کنند به روز دین‌///آنان که با روز جزا (همان را) تکذیب می‌کنند. quran_en_fa And none can deny it but the Transgressor beyond bounds the Sinner! و آن را جز هر متجاوز گناه پیشه تکذیب نکند،///و آن را جز هر متجاوز گناه پیشه تکذیب نکند،///و آن روز را جز متجاوزى گناهکار دروغ نینگارد.///و تنها کسانى آن را انکار مى‌کنند که متجاوز و گنهکارند///و جز هر تجاوزپیشه گناهکارى آن را به دروغ نمى‌گیرد.///و جز تجاوزگر گناهکار، کسى آن را انکار نمى‌کند.///در صورتی که آن روز را کسی تکذیب نمی‌کند مگر هر ظالم و بد کاری در عالم.///و جز هر تجاوزگر گناهکار هیچ کس آن را انکار نکند///تنها کسی آن را انکار می‌کند که متجاوز و گنهکار است!///و تکذیب نکند بدان جز هر تجاوزگری گنهکار///و جز هر تجاوزپیشه‌ی گناهکاری به آن تکذیب نمی‌کند. quran_en_fa When Our Signs are rehearsed to him, he says, "Tales of the ancients!" [که] هرگاه آیات ما را بر او خوانند می‌گوید: افسانه‌های پیشینیان است.///[که] هرگاه آیات ما را بر او خوانند می‌گوید: افسانه‌های پیشینیان است.///چون آیات ما بر او خوانده شد، گفت: افسانه‌هاى پیشینیان است.///هنگامى که آیات ما بر او خوانده شود، گوید: افسانه پیشینیان است/// [همان که‌] چون آیات ما بر او خوانده شود، گوید: «[اینها] افسانه‌هاى پیشینیان است.»///هرگاه آیات ما بر او تلاوت شود، می‌گوید: «[اینها،] افسانه‌هاى پیشینیان است!»///که بر او چون آیات ما تلاوت شود گوید: این سخنان افسانه پیشینیان است.///که چون آیات ما بر او خوانده شود، گوید افسانه‌های پیشینیان است‌///(همان کسی که) وقتی آیات ما بر او خوانده می‌شود می‌گوید: «این افسانه‌های پیشینیان است!»///که هر گاه خوانده شود بر او آیتهای ما گوید این است افسانه‌های پیشینیان‌///هنگامی که آیاتمان بر او خوانده شود، گوید: «(این‌ها) بافته‌ها و افسانه‌های پیشینانتان است.» quran_en_fa By no means! but on their hearts is the stain of the (ill) which they do! این چنین نیست که می‌گویند، بلکه گناهانی که همواره مرتکب شده‌اند بر دل هایشان چرک و زنگار بسته است [که حقایق را افسانه می‌پندارند.]///این چنین نیست که می‌گویند، بلکه گناهانی که همواره مرتکب شده‌اند بر دل هایشان چرک و زنگار بسته است [که حقایق را افسانه می‌پندارند.]///حقا، که کارهایى که کرده بودند بر دلهاشان مسلط شده است.///چنین نیست [که مى‌پندارند،] بلکه اعمالشان زنگارى بر دل‌هاشان گردیده است///نه چنین است، بلکه آنچه مرتکب مى‌شدند زنگار بر دلهایشان بسته است.///هرگز! بلکه آنچه مرتکب مى‌شدند، بر دل‌هایشان زنگار نهاده است.///چنین نیست، بلکه ظلمت ظلم و بد کاریهاشان بر دلهای تیره آنها غلبه کرده است (که قرآن را انکار می‌کنند).///چنین نیست، بلکه آنچه کرده‌اند بر دلهایشان زنگار نهاده است‌///چنین نیست که آنها می‌پندارند، بلکه اعمالشان چون زنگاری بر دلهایشان نشسته است!///نه چنین است بلکه چیره گشت بر دلهای آنها بودند فراهم می‌کردند///هرگز (نه چنان است)! بلکه آنچه مرتکب می‌شده‌اند زنگار بر دل‌هایشان بسته است. quran_en_fa Verily, from (the Light of) their Lord, that Day, will they be veiled. این چنین نیست که آنان می‌پندارند، بلکه اینان در آن روز از پروردگارشان محجوب اند.///این چنین نیست که آنان می‌پندارند، بلکه اینان در آن روز از پروردگارشان محجوب اند.///حقا، که در آن روز از پروردگارشان محجوب باشند.///چنین نیست [که مى‌پندارند،] البته آنها در آن روز از پروردگارشان سخت محجوبند///زهى پندار، که آنان در آن روز، از پروردگارشان سخت محجوبند.///هرگز! آنان در آن روز از [الطاف] پروردگارشان دور و محرومند.///چنین نیست (که می‌پندارند)، آنها در آن روز از (رحمت و کرم) پروردگارشان محجوب و محرومند.///چنین نیست، آنان در چنین روز از دیدار پروردگارشان در پرده باشند///چنین نیست که می‌پندارند، بلکه آنها در آن روز از پروردگارشان محجوبند!///نه چنین است همانا ایشانند از پروردگارشان آن روز راندگان‌///هرگز (نه چنان است)! بلکه آنان بی‌گمان در آن روز، از پروردگارشان سخت محجوبند. quran_en_fa Further, they will enter the Fire of Hell. سپس آنان بی تردید وارد دوزخ می‌شوند.///سپس آنان بی تردید وارد دوزخ می‌شوند.///پس ایشان به جهنم درآیند.///سپس آنها قطعا به آتش جهنم مى‌سوزند///آنگاه به یقین، آنان به جهنم درآیند.///سپس به دوزخ وارد خواهند شد.///سپس آنها را به آتش دوزخ در افکنند.///سپس آنان در آینده به دوزخند///سپس آنها به یقین وارد دوزخ می‌شوند!///سپس ایشانند همانا چشندگان دوزخ‌///سپس بی‌چون، آنان جهنم را بی‌امان گیرانه‌اند. quran_en_fa Further, it will be said to them: "This is the (reality) which ye rejected as false! [به آنان] گویند: این است آن دوزخی که همواره تکذیبش می‌کردید.///[به آنان] گویند: این است آن دوزخی که همواره تکذیبش می‌کردید.///و آنها را گویند: این است آنچه دروغش مى‌شمردید.///آن‌گاه به آنها گفته مى‌شود: این همان چیزى است که آن را دروغ مى‌شمردید///سپس [به ایشان‌] گفته خواهد شد: «این همان است که آن را به دروغ مى‌گرفتید.»///سپس [به آنان] گفته خواهد شد: «این همان چیزى است که آن را دروغ مى‌پنداشتید!»///و به آنان گویند: این همان دوزخی است که تکذیب آن می‌کردید.///سپس گفته شود این همان است که به آن انکار می‌ورزیدید///بعد به آنها گفته می‌شود: «این همان چیزی است که آن را انکار می‌کردید!»///پس گفته شود این است آنچه بودید بدان تکذیب می‌کردید///سپس (به ایشان) گفته می‌شود: «این (همان) است که به آن تکذیب می‌کردید.» quran_en_fa Nay, verily the record of the Righteous is (preserved) in 'Illiyin. این چنین نیست [که این سبک مغزان درباره نیکان می‌پندارند] بلکه پرونده نیکان در علیین است///این چنین نیست [که این سبک مغزان درباره نیکان می‌پندارند] بلکه پرونده نیکان در علیین است///حقا، که اعمال نیکان در علیین مکتوب است.///نه! چنین نیست [که مى‌پندارند]، بى‌تردید کارنامه نیکان در «علیین» است///نه چنین است، در حقیقت، کتاب نیکان در «علیون» است.///چنین نیست [که آنان مى‌پندارند]! همانا [سرنوشت] پرونده‌ی نیکوکاران در علیین است.///چنین نیست (که شما کافران پنداشتید، امروز) نکو کاران عالم با نامه اعمالشان در بهشت علیین روند.///چنین نیست، بی‌گمان کارنامه نیکان در علیین است‌///چنان نیست که آنها (درباره معاد) می‌پندارند، بلکه نامه اعمال نیکان در «علیین» است!///نه چنین است همانا نامه نیکان است در علیین‌///هرگز (نه چنان است)! همواره کتاب نیکان به‌راستی در (ژرفای) علیون است. quran_en_fa And what will explain to thee what 'Illiyun is? تو چه می‌دانی علیین چیست؟///تو چه می‌دانی علیین چیست؟///و تو چه مى‌دانى که علیین چیست؟///و تو چه مى‌دانى «علیین» چیست///و تو چه دانى که «علیون» چیست؟///و تو چه می‌دانى که علیین چیست؟///و چگونه به حقیقت علیین آگاه توانی شد؟///و تو چه دانی علیین چیست‌///و تو چه می‌دانی «علیین» چیست!///و چه دانستت چیست علیون‌///و چه (چیز) تو را شناساند (که) علیون چیست‌؟ quran_en_fa (There is) a Register (fully) inscribed, قضا و سرنوشتی حتمی [برای نیکان] است.///قضا و سرنوشتی حتمی [برای نیکان] است.///کتابى است نوشته،///کارنامه‌اى نوشته و خوانا است [که پاداش نیکان در آن است‌]///کتابى است نوشته‌شده.///این [جایگاه بلند و پرشکوه]، سرنوشتى است رقم خورده.///کتابی است (که به قلم حق) نوشته شده.///کتابی است نگاشته‌///نامه‌ای است رقم‌خورده و سرنوشتی است قطعی،///نامه نوشته‌///کتابی است رقم زده شده. quran_en_fa To which bear witness those Nearest (to Allah). مقربان آن را مشاهده می‌کنند.///مقربان آن را مشاهده می‌کنند.///که مقربان خدا در آن مى‌نگرند.///که مقربان آن را مى‌بینند [و بدان گواهى مى‌دهند]///مقربان آن را مشاهده خواهند کرد.///که مقربان آن را مشاهده می‌کنند.///که مقربان درگاه حق به مشاهده آن مقام نائل شوند.///که مقربان شاهد آنند///که مقربان شاهد آنند!///که گواهیش دهند نزدیکان‌///مقربان آن را مشاهده می‌کنند. quran_en_fa Truly the Righteous will be in Bliss: بی تردید نیکان در نعمتی فراوانند///بی تردید نیکان در نعمتی فراوانند///هر آینه نیکان در نعمتند،///همانا نیکان در ناز و نعمتند///براستى نیکوکاران در نعیم [الهى‌] خواهند بود.///بى‌شک، نیکان در ناز و نعمت‌اند.///محققا نیکوکاران در بهشت ابد متنعمند.///بی‌گمان نیکان در ناز و نعمت [بهشتی‌] اند///مسلما نیکان در انواع نعمت‌اند:///همانا نیکانند در نعمتها///بی‌گمان نیکوکاران همواره در (ژرفای) نعمت پربار (الهی) اند. quran_en_fa On Thrones (of Dignity) will they command a sight (of all things): بر تخت‌ها [ی آراسته و پرارزش تکیه زده و مناظر زیبای بهشت را با چشم سر و جمال محبوب را با چشم دل] می‌نگرند.///بر تخت‌ها [ی آراسته و پرارزش تکیه زده و مناظر زیبای بهشت را با چشم سر و جمال محبوب را با چشم دل] می‌نگرند.///بر تختها نشسته و نظاره مى‌کنند.///بر تخت‌ها تکیه کرده تماشا مى‌کنند///بر تختها [نشسته‌] مى‌نگرند.///بر تخت‌ها [تکیه می‌زنند و] مى‌نگرند.///آنجا بر تختها (ی عزت تکیه زنند و رحمت و نعمتهای خدا را) بنگرند.///بر او رنگها [نشسته‌اند و] می‌نگرند///بر تختهای زیبای بهشتی تکیه کرده و (به زیباییهای بهشت) می‌نگرند!///بر بالشها (یا تختها) نگران‌///بر تخت‌ها (نشسته) می‌نگرند. quran_en_fa Thou wilt recognise in their faces the beaming brightness of Bliss. در چهره هایشان شادابی و طراوت نعمت را می‌یابی.///در چهره هایشان شادابی و طراوت نعمت را می‌یابی.///بر چهره‌هاشان طراوت نعمت را بشناسى.///در چهره‌هایشان طراوت و خرمى نعمت را مى‌یابى///از چهره‌هایشان طراوت نعمت [بهشت‌] را درمى‌یابى.///در چهره‌ی آنان خرمى و طراوت نعمت را بازمى‌شناسى.///در رخسارشان نشاط و شادمانی نعیم بهشتی خواهی دید.///در چهره‌هایشان خرمی ناز و نعمت را باز می‌شناسی‌///در چهره‌هایشان طراوت و نشاط نعمت را می‌بینی و می‌شناسی!///بشناسی در چهره‌شان خرمی نعمتها///در چهره‌هایشان طراوت نعمت (بهشت) را می‌شناسی. quran_en_fa Their thirst will be slaked with Pure Wine sealed: آنان را از باده ناب و طهوری که سربسته و مهر و موم شده است، می‌نوشانند.///آنان را از باده ناب و طهوری که سربسته و مهر و موم شده است، می‌نوشانند.///از شرابى خالص که بر سر آن مهر نهاده‌اند سیراب مى‌شوند.///از مى صاف سر بسته‌اى سیراب شوند///از باده‌اى مهر شده نوشانیده شوند.///از شرابى ناب و سر به مهر به آنان می‌نوشانند.///(ساقیان حور و غلمان) به آنها شراب ناب سر به مهر بنوشانند.///از شرابی مهر شده به آنان نوشانند///آنها از شراب (طهور) زلال دست‌نخورده و سربسته‌ای سیراب می‌شوند!///نوشاینده شوند از جامی مهرزده‌///از باده‌ای مهر زده شده نوشانیده شوند. quran_en_fa The seal thereof will be Musk: And for this let those aspire, who have aspirations: مهر و مومش مشک است، و رقابت کنندگان و مسابقه گران باید به سوی این نعمت‌ها بر یکدیگر پیشی گیرند،///مهر و مومش مشک است، و رقابت کنندگان و مسابقه گران باید به سوی این نعمت‌ها بر یکدیگر پیشی گیرند،///مهر آن از مشک است و پیشدستى‌کنندگان در آن بر یکدیگر پیشدستى مى‌کنند.///که مهر آن از مشک است، و مشتاقان باید در آن رقابت کنند/// [باده‌اى که‌] مهر آن، مشک است، و در این [نعمتها] مشتاقان باید بر یکدیگر پیشى گیرند.///مهر آن از مشک است و هر کس که اهل مسابقه است، شایسته است که رقابت ورزد.///که به مشک مهر کرده‌اند و راغبان (عاقل) بر این نعمت و شادمانی ابدی باید به شوق و رغبت بکوشند.///که مهر آن از مشک است و در این راه است که رقابت‌کوشان باید به رقابت کوشند///مهری که بر آن نهاده شده از مشک است؛ و در این نعمتهای بهشتی راغبان باید بر یکدیگر پیشی گیرند!///مهر آن است مشک و بدین پس باید بگروند گروندگان‌///(باده‌ای که) مهر آن، مشک است‌، و در این (نعمت‌ها) کوشندگان در پیشگیری (از دیگران) باید از یکدیگر پیشی گیرند. quran_en_fa With it will be (given) a mixture of Tasnim: و [این باده ناب مهر و موم شده،] آمیخته‌ای از «تسنیم» است///و [این باده ناب مهر و موم شده،] آمیخته‌ای از «تسنیم» است///آمیزه آن تسنیم است.///و ترکیب آن از چشمه «تسنیم» است///و ترکیبش از [چشمه‌] «تسنیم» است:///و [این باده‌ی ناب] آمیخته‌اى از تسنیم است،///و ترکیب طبع آن شراب ناب از (جشمه‌ای از) عالم بالاست.///و آمیزه آن از تسنیم است‌///این شراب (طهور) آمیخته با «تسنیم» است،///و آمیزش آن است از تسنیم‌///و ترکیبش از (بلندای) چشمه‌ای سراشیب است. quran_en_fa A spring, from (the waters) whereof drink those Nearest to Allah. [آن] چشمه‌ای که همواره مقربان از آن می‌نوشند.///[آن] چشمه‌ای که همواره مقربان از آن می‌نوشند.///چشمه‌اى است که مقربان خدا از آن مى‌آشامند.///چشمه‌اى که مقربان از آن مى‌نوشند///چشمه‌اى که مقربان [خدا] از آن نوشند.///چشمه‌اى که مقربان [الهى] از آن مى‌نوشند.///سر چشمه‌ای که مقربان خدا از آن می‌نوشند.///چشمه‌ای که مقربان از آن می‌نوشند///همان چشمه‌ای که مقربان از آن می‌نوشند.///چشمه‌ای که نوشند از آن نزدیکان‌///چشمه‌ای را که نزدیک‌شدگان (به خدا) از آن می‌نوشند. quran_en_fa Those in sin used to laugh at those who believed, بدکاران همواره [در دنیا از روی ریشخند و استهزا] به مؤمنان می‌خندیدند///بدکاران همواره [در دنیا از روی ریشخند و استهزا] به مؤمنان می‌خندیدند///گناهکاران به مؤمنان مى‌خندیدند.///همانا بدکاران پیوسته به کسانى که ایمان آورده بودند مى‌خندیدند/// [آرى، در دنیا] کسانى که گناه مى‌کردند، آنان را که ایمان آورده بودند به ریشخند مى‌گرفتند.///گناهکاران [در دنیا] پیوسته به مؤمنان مى‌خندیدند.///همانا (در دنیا) بد کاران بر اهل ایمان می‌خندیدند.///بی‌گمان کسانی که گناه کرده‌اند به مؤمنان می‌خندیدند///بدکاران (در دنیا) پیوسته به مؤمنان می‌خندیدند،///همانا آنان که گنهکاراند بودند بر آنان که ایمان آوردند خنده‌زنان‌///کسانی که گناه می‌کردند، همواره از (کار) آنان که ایمان آورده بودند ریشخند می‌زدند. quran_en_fa And whenever they passed by them, used to wink at each other (in mockery); و هنگامی که بر آنان می‌گذشتند آنان را با اشاره چشم وابرو به مسخره می‌گرفتند،///و هنگامی که بر آنان می‌گذشتند آنان را با اشاره چشم وابرو به مسخره می‌گرفتند،///و چون بر آنها مى‌گذشتند، به چشم و ابرو اشاره مى‌کردند.///و چون بر آنان مى‌گذشتند به یکدیگر چشمک مى‌زدند///و چون بر ایشان مى‌گذشتند، اشاره چشم و ابرو با هم رد و بدل مى‌کردند.///و هرگاه از کنارشان می‌گذشتند، با چشم و ابرو به یکدیگر اشاره مى‌کردند [و آنان را به مسخره مى‌گرفتند].///و چون به آنها می‌گذشتند به چشم طعن و استهزا می‌نگریستند.///و چون از کنار ایشان می‌گذشتند، به چشم و ابرو اشارت می‌کردند///و هنگامی که از کنارشان می‌گذشتند آنان را با اشاره تمسخر می‌کردند،///و هر گاه می‌گذشتند بر آنان به چشم طعن و استهزاء بنگرند///و چون بر ایشان می‌گذشتند، (به مسخره) اشاره (‌ی چشم و ابرو) با هم رد و بدل می‌کردند. quran_en_fa And when they returned to their own people, they would return jesting; و چون به خانواده خود بازمی گشتند [به سبب تمسخر مؤمنان] خوشحال و شادمان باز می‌گشتند،///و چون به خانواده خود بازمی گشتند [به سبب تمسخر مؤمنان] خوشحال و شادمان باز می‌گشتند،///و چون نزد کسانشان بازمى‌گشتند، شادمانه بازمى‌گشتند.///و وقتى به سوى کسان خویش باز مى‌گشتند [از ریشخند خود] شاد بودند///و هنگامى که نزد خانواده‌ [هاى‌] خود بازمى‌گشتند، به شوخ‌طبعى مى‌پرداختند.///و چون به سوى کسانشان بازمى‌گشتند، بذله‌گو بازمى‌گشتند.///و چون به سوی کسان خود باز می‌گشتند به سخن مزاح و فکاهی (به نکوهش نماز و طاعت مؤمنان) با هم تفریح می‌کردند.///و چون به سوی خانواده‌شان باز می‌گشتند، ریشخند کنان باز می‌گشتند///و چون به سوی خانواده خود بازمی‌گشتند مسرور و خندان بودند،///و هر گاه بازمی‌گشتند بسوی خاندان خویش بازمی‌گشتند لبخندزنان‌///و هنگامی که نزد خانواده‌ (های) خود باز می‌گشتند، به شوخ‌طبعی می‌پرداختند. quran_en_fa And whenever they saw them, they would say, "Behold! These are the people truly astray!" و هنگامی که مؤمنان را می‌دیدند، می‌گفتند: بی تردید اینان گمراه‌اند؛///و هنگامی که مؤمنان را می‌دیدند، می‌گفتند: بی تردید اینان گمراه‌اند؛///و چون آنان را مى‌دیدند، مى‌گفتند که اینان گمراهند.///و هر وقت آنها را مى‌دیدند مى‌گفتند: اینان بى‌تردید گمراهند///و چون مؤمنان را مى‌دیدند، مى‌گفتند: «اینها [جماعتى‌] گمراهند.»///و هرگاه آنان را مى‌دیدند، مى‌گفتند: «بی­شک این گروه گمراهند!»///و چون مؤمنان را می‌دیدند می‌گفتند که اینان به حقیقت مردم گمراهی هستند.///و چون ایشان را می‌دیدند می‌گفتند اینان گمراهانند///و هنگامی که آنها را می‌دیدند می‌گفتند: «اینها گمراهانند!»///و هر گاه می‌دیدندشان می‌گفتند همانا اینانند گمراهان‌///و هنگامی که مؤمنان را می‌دیدند، می‌گفتند: «اینان بی‌امان گمراهانند.» quran_en_fa But they had not been sent as keepers over them! و حال آنکه کافران را بر مؤمنان نگهبان و مراقب نفرستاده بودند [که مراقب هدایت و گمراهی آنان باشند.]///و حال آنکه کافران را بر مؤمنان نگهبان و مراقب نفرستاده بودند [که مراقب هدایت و گمراهی آنان باشند.]///و حال آنکه آنان را به مواظبت اعمال مؤمنان نفرستاده بودند.///در حالى که آنها به نگهبانى مؤمنان فرستاده نشده بودند///و حال آنکه آنان براى بازرسى [کار] شان فرستاده نشده بودند.///در حالى که آنان را بر مؤمنان مراقب نفرستاده بودند [که قضاوت کنند].///در صورتی که آن بدان را موکل کار و نگهبان اعمال مؤمنان نفرستاده بودند (تا بدین سخنان پردازند).///و آنان را بر ایشان نگهبان نفرستاده بودند///در حالی که هرگز مأمور مراقبت و متکفل آنان [= مؤمنان‌] نبودند!///و فرستاده نبودند بر ایشان نگهبانان‌///و حال آنکه آنان (به عنوان) نگهبانانی بر اینان فرستاده نشده‌اند. quran_en_fa But on this Day the Believers will laugh at the Unbelievers: پس امروز همواره مؤمنان به کافران می‌خندند.///پس امروز همواره مؤمنان به کافران می‌خندند.///و امروز مؤمنان به کافران مى‌خندند.///ولى امروز آنها که ایمان آورده‌اند، به کفار مى‌خندند///و [لى‌] امروز، مؤمنانند که بر کافران خنده مى‌زنند.///پس امروز، مؤمنان به کافران مى‌خندند.///پس امروز هم اهل ایمان به کفار می‌خندند.///حال امروز مؤمنان به کافران می‌خندند///ولی امروز مؤمنان به کفار می‌خندند،///پس امروز آنان که ایمان آوردند به کافرانند خنده‌زنان‌///پس امروز، کسانی که ایمان آوردند از (کار) کافران می‌خندند. quran_en_fa On Thrones (of Dignity) they will command (a sight) (of all things). بر تخت‌ها [ی آراسته و پرارزش تکیه زده] می‌نگرند///بر تخت‌ها [ی آراسته و پرارزش تکیه زده] می‌نگرند///بر تختها تکیه زده‌اند و مى‌نگرند.///بر تخت‌ها تکیه کرده تماشا مى‌کنند///بر تختها [ى خود نشسته‌]، نظاره مى‌کنند.///آنان بر تخت‌هاى بهشتى نظاره‌گرند،///در حالی که بر تختها (ی عزت تکیه زده و دوزخیان را) مشاهده می‌کنند.///که بر او رنگها می‌نگرند///در حالی که بر تختهای آراسته بهشتی نشسته و (به سرنوشت شوم آنها) می‌نگرند!///بر بالشهایند نگران‌///بر تخت‌ها (ی خود نشسته و) نظاره می‌کنند. quran_en_fa Will not the Unbelievers have been paid back for what they did? که آیا کافران را در برابر آنچه همواره انجام می‌دادند کیفر داده‌اند؟///که آیا کافران را در برابر آنچه همواره انجام می‌دادند کیفر داده‌اند؟///آیا کافران برابر اعمالشان پاداش یافته‌اند؟///[حال‌] آیا کفار پاداش کردار خود را گرفتند/// [تا ببینند] آیا کافران به پاداش آنچه مى‌کردند رسیده‌اند؟///که آیا کافران به کیفر کارهایشان، رسیده‌اند؟///آیا کافران به نتیجه افعال زشتی که می‌کردند رسیدند؟///که آیا به کافران در برابر آنچه کرده بودند جزا داده می‌شود///آیا (با این حال) کافران پاداش اعمال خود را گرفتند؟!///آیا پاداش داده شدند کفار آنچه را بودند می‌کردند///(با این جریان) آیا کافران به پاداش نیک! آنچه می‌کرده‌اند رسیده‌اند؟ quran_en_fa When the sky is rent asunder, هنگامی که آسمان بشکافد///هنگامی که آسمان بشکافد///چون آسمان شکافته شود،///آن‌گاه که آسمان بشکافد///آنگاه که آسمان زهم بشکافد،///آن­گاه که آسمان شکافته شود.///هنگامی که آسمان شکافته شود.///آنگاه که آسمان بشکافد///در آن هنگام که آسمان [= کرات آسمانی‌] شکافته شود،///گاهی که آسمان بشکافت‌///آن‌گاه که آسمان از هم بشکافد. quran_en_fa And hearkens to (the Command of) its Lord, and it must needs (do so);- و فرمان پروردگارش را اطاعت کند، و [به این اطاعت از فرمان،] سزاوارتر گردد///و فرمان پروردگارش را اطاعت کند، و [به این اطاعت از فرمان،] سزاوارتر گردد///و به فرمان پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنین کند.///و فرمان پروردگار خویش برد و حق همین است///و پروردگارش را فرمان برد و [چنین‌] سزد.///و پروردگارش را فرمان برد که چنین سزاوار است.///و به فرمان حق گوش فرا دارد و البته سزد که فرمان او پذیرد.///و به [امر] پروردگارش گوش بسپارد و خود چنین سزد///و تسلیم فرمان پروردگارش شود -و سزاوار است چنین باشد-///و فرمان برد برای پروردگار خویش و سزاوار شد///و پروردگارش را فرمان برد و (چنان) سزد. quran_en_fa And when the earth is flattened out, و هنگامی که زمین گسترده شود///و هنگامی که زمین گسترده شود///و چون زمین منبسط شود،///و آن‌گاه که زمین کشیده شود///و آنگاه که زمین کشیده شود،///و آن­گاه که زمین کشیده و هموار شود.///و هنگامی که زمین وسیع و منبسط شود.///و آنگاه که زمین بازکشیده گردد///و در آن هنگام که زمین گسترده شود،///و گاهی که زمین کشیده (پهن) شد///و آن‌گاه که زمین کشیده شود، quran_en_fa And casts forth what is within it and becomes (clean) empty, و آنچه را در درون دارد بیرون افکند، و تهی گردد///و آنچه را در درون دارد بیرون افکند، و تهی گردد///و هر چه را که در درون دارد بیرون افکند و تهى گردد،///و آنچه را درون خود دارد بیرون افکند و تهى شود///و آنچه را که در آن است بیرون افکند و تهى شود،///و آنچه در درون دارد، بیرون اندازد و خالى گردد.///و هر چه در درون دل پنهان داشته (از مردگان و گنجها و معادن) همه را به کلی بیرون افکند و تهی گردد.///و هر چه در دل آن است بیرون اندازد و تهی گردد///و آنچه در درون دارد بیرون افکنده و خالی شود،///و افکند آنچه در آن است و تهی شد///و آنچه را در درون دارد برون افکند و تهی گردد. quran_en_fa And hearkens to (the Command of) its Lord,- and it must needs (do so);- (then will come Home the full reality). و فرمان پروردگارش را اطاعت کند، و [به این اطاعت از فرمان،] سزاوارتر گردد،///و فرمان پروردگارش را اطاعت کند، و [به این اطاعت از فرمان،] سزاوارتر گردد،///و به فرمان پروردگارش گوش دهد و حق بود که چنین کند.///و فرمان پروردگار خویش برد و حق همین باشد///و پروردگارش را فرمان برد و [چنین‌] سزد.///و پروردگارش را فرمان برد و چنین سزاوار است.///و به فرمان خدا گوش فرا دهد د البته سزد که فرمان او پذیرد (در آن هنگام قیامت بر پا شود).///و به [امر] پروردگارش گوش بسپارد و خود چنین سزد///و تسلیم فرمان پروردگارش گردد -و شایسته است که چنین باشد-///و فرمان برد پروردگار خویش را و سزاوار شد///و پروردگارش را فرمان برد و (چنان) سزد. quran_en_fa O thou man! Verily thou art ever toiling on towards thy Lord- painfully toiling,- but thou shalt meet Him. ای انسان! یقینا تو با کوشش و تلاشی سخت به سوی پروردگارت در حرکتی، پس او را [در حالی که مقام فرمانروایی مطلق و حکومت بر همه چیز ویژه اوست و هیچ حکومتی در برابرش وجود ندارد،] دیدار می‌کنی،///ای انسان! یقینا تو با کوشش و تلاشی سخت به سوی پروردگارت در حرکتی، پس او را [در حالی که مقام فرمانروایی مطلق و حکومت بر همه چیز ویژه اوست و هیچ حکومتی در برابرش وجود ندارد،] دیدار می‌کنی،///اى انسان، تو در راه پروردگارت رنج فراوان مى‌کشى؛ پس پاداش آن را خواهى دید.///اى انسان! مسلما تو با تلاش و رنجى فراوان به سوى پروردگارت مى‌روى، پس دیدارش خواهى کرد///اى انسان، حقا که تو به سوى پروردگار خود بسختى در تلاشى، و او را ملاقات خواهى کرد.///اى انسان! بى‌تردید تو با تلاشى سخت به سوى پروردگارت رهسپارى و سرانجام به دیدار او خواهى رسید.///ای انسان البته با هر رنج و مشقت (در راه طاعت و عبادت حق بکوش که) عاقبت حضور پروردگار خود می‌روی.///هان ای انسان تو در راه پروردگارت سخت کوشیده‌ای [و رنج برده‌ای‌] و به لقای او نایل خواهی شد///ای انسان! تو با تلاش و رنج بسوی پروردگارت می‌روی و او را ملاقات خواهی کرد!///ای انسان همانا توئی رنج‌برنده بسوی پروردگار خویش رنجی را پس رسنده‌ای بدان‌///هان ای انسان! بی‌گمان تو سوی پروردگار خود در تلاشی. پس او را ملاقات‌کننده‌ای. quran_en_fa Then he who is given his Record in his right hand, اما کسی که نامه اعمالش را به دست راستش دهند،///اما کسی که نامه اعمالش را به دست راستش دهند،///هر کس که نامه‌اش را به دست راستش دهند،///پس آن که کارنامه‌اش به دست راستش داده شود///اما کسى که کارنامه‌اش به دست راستش داده شود،///پس هر کس کارنامه‌اش به دست راستش داده شود،///اما آن کس که (در آن روز) نامه اعمالش به دست راست دهند.///اما هر کس که کارنامه‌اش به دست راستش داده شود///پس کسی که نامه اعمالش به دست راستش داده شود،///اما آنکه داده شود نامه خویش را به راستش‌///پس اما کسی که کارنامه‌اش به دست راستش داده شود، quran_en_fa Soon will his account be taken by an easy reckoning, به زودی با حسابی آسان به حسابش رسیدگیشود،///به زودی با حسابی آسان به حسابش رسیدگیشود،///زودا که آسان از او حساب کشند،///پس زودا که با حسابى آسان محاسبه شود///بزودى‌اش حسابى بس آسان کنند،///به زودى و به آسانى به حساب او رسیدگى خواهد شد،///آن کس بسیار حسابش آسان کنند.///زودا که حسابی آسان، با او محاسبه گردد///بزودی حساب آسانی برای او می‌شود،///پس زود است حساب شود حسابی آسان‌///پس در آینده‌ای زود با او حسابی آسان شود. quran_en_fa And he will turn to his people, rejoicing! و خوشحال و شادمان به سوی خانواده‌اش [در بهشت] باز گردد،///و خوشحال و شادمان به سوی خانواده‌اش [در بهشت] باز گردد،///و شادمان نزد کسانش باز گردد.///و خوشحال نزد کسان خویش بازگردد///و شادمان به سوى کسانش باز گردد.///و شادمان به سوى کسانش [در بهشت] بازمى‌گردد.///و او به سوی کسان و خویشانش (در بهشت) مسرور و شادمان خواهد رفت.///و شادمان به سوی خانواده‌اش بازگردد///و خوشحال به اهل و خانواده‌اش بازمی‌گردد.///و بازگردد بسوی خاندان خویش شادان‌///و شادمان سوی کسانش باز گردد. quran_en_fa But he who is given his Record behind his back,- و اما کسی که نامه اعمالش را از پشت سرش دهند،///و اما کسی که نامه اعمالش را از پشت سرش دهند،///اما هر کس که نامه‌اش از پشت سر داده شود،///و اما آن که کارنامه‌اش از پشت سرش به او داده شود///و اما کسى که کارنامه‌اش از پشت سرش به او داده شود،///و اما هر کس کارنامه‌اش از پشت سر [و به دست چپ] او داده شود،///و اما آن کس که نامه اعمالش را از پشت سر (به دست چپ) دهند.///و اما هر کس که کارنامه‌اش از پس پشتش به او داده شود///و اما کسی که نامه اعمالش به پشت سرش داده شود،///و اما آنکه داده شود نامه خویش را از پشت سرش‌///و اما کسی که کارنامه‌اش (از) پشت سرش به او داده شود، quran_en_fa Soon will he cry for perdition, به زودی با فریادی حسرت بار، هلاکت و نابودی خود را خواهد،///به زودی با فریادی حسرت بار، هلاکت و نابودی خود را خواهد،///زودا که بگوید: واى بر من که هلاک شدم.///پس زودا که فریادش بلند شود که واى بر من///زودا که هلاک [خویش‌] خواهد،///پس به زودی فریاد فغان و نابودى بر خواهد آورد،///او بر هلاک خود آه و فریاد حسرت بسیار کند.///زودا که زاری سر دهد///بزودی فریاد می‌زند وای بر من که هلاک شدم!///پس زود است بخواند مرگ را///پس در آینده‌ای دور هلاک و تباهی (خویش) را (همی) خواهد. quran_en_fa And he will enter a Blazing Fire. و در آتش افروخته در آید.///و در آتش افروخته در آید.///و به آتش افروخته درآید.///و در آتش در آید///و در آتش افروخته درآید.///و وارد دوزخ خواهد شد.///و به آتش سوزان دوزخ در افتد.///و به دوزخ در آید///و در شعله‌های سوزان آتش می‌سوزد.///و بچشد آتش را///و آتشی زبانه‌دار بیفروزد. quran_en_fa Truly, did he go about among his people, rejoicing! او همواره در میان خانواده‌اش [به ثروت و مال و مقام] خوشحال و شادمان بود.///او همواره در میان خانواده‌اش [به ثروت و مال و مقام] خوشحال و شادمان بود.///او در دنیا نزد کسانش شادمان زیسته بود.///که وى [در دنیا] میان کسان خویش [از گناه‌] شادمان بود///او در [میان‌] خانواده خود شادمان بود.///او [در دنیا] در میان کسانش شادمان بود.///که او میان کسانش بسیار مغرور و مسرور بود.///چرا که او در میان خانواده‌اش [به ناحق‌] شادمان بود///چرا که او در میان خانواده‌اش پیوسته (از کفر و گناه خود) مسرور بود!///که بود او همانا در خاندان خود شادان‌///او بی‌گمان در (میان) خانواده‌ی خود شادمان بود. quran_en_fa Truly, did he think that he would not have to return (to Us)! او می‌پنداشت که هرگز پس از مرگ [به حیات دوباره] باز نخواهد گشت.///او می‌پنداشت که هرگز پس از مرگ [به حیات دوباره] باز نخواهد گشت.///و مى‌پنداشته است که هرگز باز نخواهد گشت.///او مى‌پنداشت که هرگز بازگشتى نخواهد داشت///او مى‌پنداشت که هرگز برنخواهد گشت.///او مى‌پنداشت که هرگز [به سوى پروردگارش] بازنمى‌گردد.///و گمان کرد که ابدا (به سوی خدا) باز نخواهد گشت.///و می‌پنداشت که هرگز [به قیامت‌] باز نگردد///او گمان می‌کرد هرگز بازگشت نمی‌کند!///او همانا پنداشت که هرگز بازنگردد///او همانا پنداشت که هرگز حیرت‌زا بر نخواهد گشت. quran_en_fa Nay, nay! for his Lord was (ever) watchful of him! آری، بی تردید پروردگارش نسبت به [همه امور] او بینا بود [از این جهت تمام اعمال و دست آوردش را برای پاداش و کیفر ثبت کرد.]///آری، بی تردید پروردگارش نسبت به [همه امور] او بینا بود [از این جهت تمام اعمال و دست آوردش را برای پاداش و کیفر ثبت کرد.]///آرى پروردگارش او را مى‌دیده است.///چرا، به راستى پروردگارش به او بینا بود///آرى، در حقیقت، پروردگارش به او بینا بود.///چرا! [باز خواهد گشت.] پروردگارش همواره به او بیناست.///بلی خدا به احوال و اعمال او کاملا آگاه است.///آری بی‌گمان پروردگارش به [احوال‌] او بینا بود///آری، پروردگارش نسبت به او بینا بود (و اعمالش را برای حساب ثبت کرد)!///بلکه پروردگار او است بدو بینا///آری، همواره پروردگارش به او بینا بود. quran_en_fa So I do call to witness the ruddy glow of Sunset; سوگند به سرخی کنار افق به هنگام غروب خورشید///سوگند به سرخی کنار افق به هنگام غروب خورشید///پس به شفق سوگند مى‌خورم،///پس سوگند به شفق///نه، نه، سوگند به شفق،///به شفق، [سرخى پس از غروب] سوگند مى‌خورم،///چنین نیست (که خدا از فعل مخلوقش آگه نباشد) قسم به شفق (و روشنی او وقت غروب، هنگام نماز مغرب).///پس سوگند می‌خورم به شفق‌///سوگند به شفق،///پس سوگند نیارم به خورگاه (شفق)///پس به روشنی میانه‌ی روز و شب سوگند نمی‌خورم. quran_en_fa The Night and its Homing; و سوگند به شب و آنچه را [از موجودات پراکنده شده در روز، در خانه‌ها و لانه‌ها] جمع می‌کند///و سوگند به شب و آنچه را [از موجودات پراکنده شده در روز، در خانه‌ها و لانه‌ها] جمع می‌کند///و سوگند به شب و هر چه را فرو پوشد،///سوگند به شب و آنچه را در بر گیرد///سوگند به شب و آنچه [شب‌] فروپوشاند،///و سوگند به شب و آنچه [زیر پرده‌ی سیاه خود] جمع مى‌کند،///و قسم به شب تار و آنچه در خود گرد آورده (و در دل شب خزیده و آرام گرفته).///و به شب و آنچه گرد آورد///و سوگند به شب و آنچه را جمع‌آوری می‌کند،///و به شب و آنچه فراگیرد///سوگند به شب و آنچه (شب) فرو پوشاند. quran_en_fa And the Moon in her fullness: و سوگند به ماه هنگامی که بدر کامل می‌شود///و سوگند به ماه هنگامی که بدر کامل می‌شود///و سوگند به ماه چون فروغش کامل شود،///سوگند به ماه آن‌گاه که کامل شود///سوگند به ماه چون [بدر] تمام شود،///و سوگند به ماه، آن­گاه که [بدر] کامل گردد.///و قسم به ماه تابان هنگام بدر که تمام فروزان شود.///و سوگند به ماه چون کامل گردد///و سوگند به ماه آنگاه که بدر کامل می‌شود،///و به ماه گاهی که تمام شود///و سوگند به ماه، چون بدرتمام شود. quran_en_fa Ye shall surely travel from stage to stage. که شما حالی را پس از حالی [که مراحل مختلف زندگی است و در سختی و زحمت مطابق یکدیگرند] طی می‌کنید [تا به دیدار پروردگارتان نایل آیید.]///که شما حالی را پس از حالی [که مراحل مختلف زندگی است و در سختی و زحمت مطابق یکدیگرند] طی می‌کنید [تا به دیدار پروردگارتان نایل آیید.]///که به حالى بعد از حال دیگر تحول خواهید یافت.///که شما حالات و منازلى را پشت سر مى‌گذارید [حیات و مرگ و قیامت و حساب‌]///که قطعا از حالى به حالى برخواهید نشست.///که شما همواره از حالى به حال دیگر درآیید. [و مراحل زندگى را از دنیا تا قیامت خواهید پیمود.]///(قسم به این امور) که شما حوال گوناگون و حوادث رنگارنگ (از نخستین خلقت تا مرگ و برزخ و ورود به بهشت و دوزخ) خواهید یافت.///که شما از حالی به حالی دیگر در آیید///که همه شما پیوسته از حالی به حال دیگر منتقل می‌شوید (تا به کمال برسید).///که هر آینه سوار گردید پشتی بر پشتی (طبقه‌ای پس از طبقه‌ای)///بی‌چون و بی‌امان از حالی به حالی بر خواهید نشست. quran_en_fa What then is the matter with them, that they believe not?- پس اینان را چه می‌شود که ایمان نمی‌آورند؟!///پس اینان را چه می‌شود که ایمان نمی‌آورند؟!///چه مى‌شودشان که ایمان نمى‌آورند؟///پس آنها را چه شده است که ایمان نمى‌آورند///پس چرا آنان باور نمى‌دارند؟///پس چرا ایمان نمى‌آورند؟///پس کافران از چه رو ایمان نمی‌آورند؟///پس ایشان را چه می‌شود که ایمان نمی‌آورند///پس چرا آنان ایمان نمی‌آورند؟!///پس چه شودشان که ایمان نیارند///پس آنان را چیست (که) ایمان نمی‌آورند؟ quran_en_fa And when the Qur'an is read to them, they fall not prostrate, و هرگاه قرآن را بر آنان خوانند، خاضع و تسلیم نمی‌شوند؟!///و هرگاه قرآن را بر آنان خوانند، خاضع و تسلیم نمی‌شوند؟!///و چون قرآن بر آنها خوانده شود سجده نمى‌کنند؟///و چون قرآن بر آنها خوانده شود سجده نمى‌کنند///و چون بر آنان قرآن تلاوت مى‌شود چهره بر خاک نمى‌سایند؟///و هنگامی که قرآن بر آنان خوانده می‌شود، سجده نمى‌کنند؟///و چون بر آنان آیات قرآن تلاوت شود سجده حق نمی‌کنند؟///و چون بر آنان قرآن خوانند، به سجده نیفتند///و هنگامی که قرآن بر آنها خوانده می‌شود سجده نمی‌کنند؟!///و گاهی که خوانده شود بر ایشان قرآن سجده نکنند///و (چرا) چون بر آنان قرآن تلاوت شود به‌راستی (برایش) سجده [: خشوع‌] نمی‌کنند؟ quran_en_fa But on the contrary the Unbelievers reject (it). بلکه کافران همواره انکار هم می‌کنند!///بلکه کافران همواره انکار هم می‌کنند!///بلکه، کافران تکذیب مى‌کنند.///نه، بلکه کافران [همواره‌] تکذیب مى‌کنند/// [نه!] بلکه آنان که کفر ورزیده‌اند، تکذیب مى‌کنند.///بلکه کافران همواره تکذیب مى‌کنند.///بلکه آن مردم کافر (قرآن خدا را) تکذیب می‌کنند.///بلکه کافران انکار می‌ورزند///بلکه کافران پیوسته آیات الهی را انکار می‌کنند!///بلکه آنان که کفر ورزیدند تکذیب کنند///(نه!) بلکه آنان که کفر ورزیده‌اند، (به آن همان را) تکذیب می‌کنند. quran_en_fa But Allah has full knowledge of what they secrete (in their breasts) و خدا به آنچه [از انکار، کفر، نفاق، حسد و …] در دل خود جمع می‌کنند، داناتر است.///و خدا به آنچه [از انکار، کفر، نفاق، حسد و …] در دل خود جمع می‌کنند، داناتر است.///و خدا به آنچه در دل دارند آگاه است.///و خدا بهتر داند که در خاطر چه دارند///و خدا به آنچه در سینه دارند داناتر است.///و خدا به آنچه در دل دارند، داناتر است.///و خدا به آنچه در دل پنهان می‌دارند (از خود آنها) داناتر است.///و خداوند به آنچه در دل می‌دارند داناتر است‌///و خداوند آنچه را در دل پنهان می‌دارند بخوبی می‌داند!///و خدا دانا است بدانچه در خویشتن نهان دارند///و خدا به آنچه در پنهان نگاه می‌دارند داناتر است. quran_en_fa So announce to them a Penalty Grievous, پس آنان را به عذابی دردناک بشارت ده. ….///پس آنان را به عذابی دردناک بشارت ده. ….///پس آنان را به عذابى دردآور بشارت ده؛///پس به عذاب دردناکى بشارتشان ده///پس آنان را از عذابى دردناک خبر ده،///پس آنان را به عذابى دردناک بشارت بده!///پس آنها را به عذاب دردناک (دوزخ) بشارت ده.///پس ایشان را از عذابی دردناک خبر ده‌///پس آنها را به عذابی دردناک بشارت ده!///پس مژده ده ایشان را به عذابی دردناک‌///پس آنان را به عذابی دردناک نوید ده‌. quran_en_fa Except to those who believe and work righteous deeds: For them is a Reward that will never fail. مگر آنان را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، که آنان را پاداشی جاودان و بی منت است.///مگر آنان را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، که آنان را پاداشی جاودان و بی منت است.///مگر آنان که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند که پاداششان را پایانى نیست.///مگر کسانى که ایمان آوردند و اعمال شایسته کردند که ایشان را پاداشى بى‌پایان است///مگر کسانى که گرویده و کارهاى شایسته کرده‌اند، که آنان را پاداشى بى‌منت خواهد بود.///مگر کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند، که آنان پاداشى بی‌پایان دارند.///مگر آنان که ایمان آرند و نیکوکار شوند که آنها را اجری بی منت و ثوابی بی نهایت (در بهشت جاودانی) خواهد بود.///مگر کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، که ایشان را پاداشی است ناکاسته [/بی‌منت‌]///مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، که برای آنان پاداشی است قطع‌نشدنی!///مگر آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند که ایشان را است مزدی بی‌پایان (یا بی‌منت)///مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته (ی ایمان) کرده‌اند، (که) آنان را پاداشی بی‌منت و ناگسستنی خواهد بود. quran_en_fa By the sky, (displaying) the Zodiacal Signs; سوگند به آسمان که دارای برج هاست///سوگند به آسمان که دارای برج هاست///قسم به آسمان که دارنده برجهاست،///قسم به آسمان که برج‌ها دارد///سوگند به آسمان آکنده ز برج،///سوگند به آسمان داراى برج‌ها!///قسم به آسمان بلند که دارای کاخهای با عظمت است.///سوگند به آسمانی که دارای برجهاست‌///سوگند به آسمان که دارای برجهای بسیار است،///سوگند به آسمان دارنده برجها///سوگند به آسمان دارای کاخ‌ها. quran_en_fa By the promised Day (of Judgment); و سوگند به روزی که [برپا شدنش را برای داوری میان مردم] وعده داده‌اند///و سوگند به روزی که [برپا شدنش را برای داوری میان مردم] وعده داده‌اند///و قسم به روز موعود،///و قسم به روز موعود///و به روز موعود،///و سوگند به روز موعود [جزا]!///و قسم به روز موعود (قیامت که وعده گاه خلایق است).///و سوگند به روز موعود///و سوگند به آن روز موعود،///و به روز وعده‌شده‌///و سوگند به روز موعود [: قیامت]. quran_en_fa By one that witnesses, and the subject of the witness;- و سوگند به شاهد [که پیامبر هر امت است] و مورد مشاهده [که اعمال هر امت است؛]///و سوگند به شاهد [که پیامبر هر امت است] و مورد مشاهده [که اعمال هر امت است؛]///و قسم به شهادت‌دهنده و آنچه بدان شهادت دهند.///و قسم به شاهد و مشهود [که همه در دیدگاهند]///و به گواه و مورد گواهى،///و سوگند به شاهد [که اعمال امت را مى‌بیند،] و سوگند به مشهود! [که همه آن را خواهند دید.]///و قسم به شاهد (عالم، پیغمبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم) و به مشهود (او قیامت و امت).///و سوگند به گواه و مورد گواهی‌///و سوگند به «شاهد» و «مشهود»! [«شاهد»: پیامبر و گواهان اعمال، و «مشهود»: اعمال امت است‌]///و به گواه و گواهی‌شده‌///و سوگند به گواه و گواهی‌شونده. quran_en_fa Woe to the makers of the pit (of fire), مرده باد صاحبان آن خندق [که مؤمنان را در آن سوزاندند.]///مرده باد صاحبان آن خندق [که مؤمنان را در آن سوزاندند.]///که اصحاب اخدود به هلاکت رسیدند.///مرگ بر آدم سوزان خندق///مرگ بر آدم‌سوزان خندق.///مرگ بر صاحبان گودال [پر آتش].///قسم به اینان که اصحاب اخدود (یعنی آن قوم کافری که بر مؤمنان به مکر مسلط شدند و آنها را به خندقهای آتش در افکندند) همه کشته (یعنی ملعون و مطرود) شدند.///مرگ بر آتش افروزان گودال پرآتش‌///مرگ بر شکنجه‌گران صاحب گودال (آتش)،///کشته شوند یاران حفره‌ها///مرگ بر آدم‌سوزان زمین شکاف‌دار. quran_en_fa Fire supplied (abundantly) with fuel: آن آتشی که آتش گیرانه‌اش فراوان و بسیار بود،///آن آتشی که آتش گیرانه‌اش فراوان و بسیار بود،///آتشى افروخته از هیزمها،///[خندق‌هاى‌] پر از آتش///همان آتش مایه‌دار [و انبوه‌].///همان آتش پر هیزم [که مؤمنان را در آن سوزاندند].///همان آتش سختی که (آن مردم ظالم به جان خلق) بر افروختند.///آتشی دارای هیزم‌///آتشی عظیم و شعله‌ور!///آن آتش فروزان (یا دارنده) سوخت‌///آتش مایه‌دار و گیرانه‌ی انبوه. quran_en_fa Behold! they sat over against the (fire), هنگامی که آنان پیرامونش [به تماشا] نشسته بودند///هنگامی که آنان پیرامونش [به تماشا] نشسته بودند///آنگاه که بر کنار آن آتش نشسته بودند،///آن وقت که کنار آن نشسته بودند///آنگاه که آنان بالاى آن [خندق به تماشا] نشسته بودند.///آن‌گاه که بالاى آن نشسته بودند،///که بر کنار آن خندقهای آتش بنشستند.///آنگاه که آنان بر کناره آن نشسته بودند///هنگامی که در کنار آن نشسته بودند،///گاهی که ایشانند بر آن نشستگان‌///چون آنان بر بلندای آن نشسته‌اند. quran_en_fa And they witnessed (all) that they were doing against the Believers. و آنچه را از شکنجه و آسیب درباره مؤمنان انجام می‌دادند تماشاگر و ناظر بودند///و آنچه را از شکنجه و آسیب درباره مؤمنان انجام می‌دادند تماشاگر و ناظر بودند///و بر آنچه بر سر مؤمنان مى‌آوردند، شاهد بودند.///و نظاره‌گر شکنجه‌اى بودند که بر مؤمنان مى‌رفت///و خود بر آنچه بر [سر] مؤمنان مى‌آوردند، گواه بودند.///و تماشاگر شکنجه‌اى بودند که نسبت به مؤمنان روا مى‌داشتند.///و سوختن مؤمنانی که به آتش افکندند مشاهده می‌کردند.///و آنان بر آنچه در حق مؤمنان می‌کردند، گواه بودند///و آنچه را با مؤمنان انجام می‌دادند (با خونسردی و قساوت) تماشا می‌کردند!///و آنانند بر آنچه به مؤمنان کنند گواهان‌///و ایشان بر آنچه بر (سر و سامان) مؤمنان می‌آوردند، گواهانند. quran_en_fa And they ill-treated them for no other reason than that they believed in Allah, Exalted in Power, Worthy of all Praise!- و از مؤمنان چیزی را منفور و ناپسند نمی‌داشتند مگر ایمانشان را به خدای توانای شکست ناپذیر و ستوده؛///و از مؤمنان چیزی را منفور و ناپسند نمی‌داشتند مگر ایمانشان را به خدای توانای شکست ناپذیر و ستوده؛///و هیچ عیبى در آنها نیافتند جز آنکه به خداى پیروزمند در خور ستایش ایمان آورده بودند.///و از آنها انتقام نمى‌گرفتند جز این که آنان به خداى شکست ناپذیر ستوده ایمان آورده بودند///و بر آنان عیبى نگرفته بودند جز اینکه به خداى ارجمند ستوده ایمان آورده بودند.///نفرت آنان از مؤمنان فقط براى این بود که به خداى عزیز و ستوده ایمان آورده بودند.///و با آن مؤمنان که بسوختند هیچ عداوتی نداشتند جز آنکه آنان به خدای مقتدر ستوده صفات ایمان آورده بودند.///و به آنان کینه نورزیدند، مگر از آن روی که به خداوند پیروزمند ستوده ایمان می‌ورزیدند///آنها هیچ ایرادی بر مؤمنان نداشتند جز اینکه به خداوند عزیز و حمید ایمان آورده بودند؛///و خشم نگرفتند بر ایشان جز از آن رو که ایمان آوردند به خدای عزتمند ستوده‌///و از آنان عیبی انتقام‌آور نگرفته بودند، جز اینکه (آنان) به خدای عزیز ستوده ایمان آوردند. quran_en_fa Him to Whom belongs the dominion of the heavens and the earth! And Allah is Witness to all things. خدایی که مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین در سیطره اوست و خدا بر همه چیز گواه است.///خدایی که مالکیت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین در سیطره اوست و خدا بر همه چیز گواه است.///آن خدایى که فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست، و بر هر چیزى ناظر است.///خدایى که حکومت آسمان‌ها و زمین خاص اوست، و خدا بر همه چیز شاهد است///همان [خدایى‌] که فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست و خدا [ست که‌] بر هر چیزى گواه است.///همان که فرمانروایی آسمان‌ها و زمین از آن اوست و خداوند بر هر چیز گواه است.///آن خدایی که فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست، و خدا بر هر چه در عالم است گواه است.///کسی که فرمانروایی آسمانها و زمین او راست، و خداوند بر همه چیز گواه است‌///همان کسی که حکومت آسمانها و زمین از آن اوست و خداوند بر همه چیز گواه است!///آنکه وی را است پادشاهی آسمانها و زمین و خدا است بر همه چیز گواه‌///کسی (که) فرمانروایی آسمان‌ها و زمین از اوست‌، و خدا بر هر چیزی بسیار گواه است. quran_en_fa Those who persecute (or draw into temptation) the Believers, men and women, and do not turn in repentance, will have the Penalty of Hell: They will have the Penalty of the Burning Fire. کسانی که مردان و زنان مؤمن را مورد شکنجه و آزار قرار دادند، سپس توبه نکردند، نهایتا عذاب دوزخ و عذاب سوزان برای آنان است.///کسانی که مردان و زنان مؤمن را مورد شکنجه و آزار قرار دادند، سپس توبه نکردند، نهایتا عذاب دوزخ و عذاب سوزان برای آنان است.///هر آینه آنان که مردان و زنان مؤمن را شکنجه کردند و توبه نکردند، عذاب جهنم و عذاب آتش براى آنهاست.///همانا کسانى که مردان و زنان مؤمن را آزردند، سپس از آن باز نگشتند، عذاب دوزخ و عذاب آتش سوزان براى آنهاست///کسانى که مردان و زنان مؤمن را آزار کرده و بعد توبه نکرده‌اند، ایشان راست عذاب جهنم، و ایشان راست عذاب سوزان.///همانا کسانى که مردان و زنان باایمان را مورد آزار و شکنجه قرار دادند و توبه نکردند، پس براى آنان عذاب دوزخ و نیز عذاب سوزان است.///آنان که مردان و زنان با ایمان را به آتش فتنه سوختند و توبه نکردند، بر آنها عذاب جهنم و آتش سوزان دوزخ مهیاست.///کسانی که مردان مؤمن و زنان مؤمن را آزار دادند و سپس توبه نکردند، برای آنان عذاب جهنم [مهیا] است و عذاب آتش [در پیش‌] دارند///کسانی که مردان و زنان باایمان را شکنجه دادند سپس توبه نکردند، برای آنها عذاب دوزخ و عذاب آتش سوزان است!///همانا آنان که فریب دادند مردان و زنان مؤمن را سپس توبه نکردند ایشان را است عذاب دوزخ و ایشان را است عذاب سوزان‌///بی‌امان کسانی که مردان و زنان مؤمن را به آتش در کشیده، سپس توبه نکردند، برایشان عذاب جهنم است و ایشان را عذاب بس سوزان است. quran_en_fa For those who believe and do righteous deeds, will be Gardens; beneath which rivers flow: That is the great Salvation, (the fulfilment of all desires), بی تردید کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، ویژه آنان است، این است کامیابی بزرگ.///بی تردید کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، ویژه آنان است، این است کامیابی بزرگ.///براى کسانى که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند بهشتهایى است که در آن نهرها جارى است و آن کامیابى بزرگى است.///همانا کسانى که ایمان آوردند و اعمال شایسته انجام دادند، برایشان باغ‌هایى است که نهرها از زیر درختان آن جارى است. این است آن کامیابى بزرگ///کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، براى آنان باغهایى است که از زیر [درختان‌] آن جویها روان است؛ این است [همان‌] رستگارى بزرگ.///بی‌تردید براى کسانى که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند، باغ‌هایى [بهشتى] است که نهرها از زیر [درختان] آن جارى است. این است رستگارى بزرگ!///آنان که به خدا ایمان آورده و نیکوکار شدند بر آنها البته (در بهشت) باغهایی است که زیر درختانش نهرها جاری است. این بهشت ابد به حقیقت سعادت و فیروزی بزرگ است.///بی‌گمان کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، ایشان راست بوستانهایی [بهشتی‌] که جویباران از فرودست آن جاری است، این رستگاری بزرگ است‌///و برای کسانی که ایمان آوردند و اعمال شایسته انجام دادند، باغهایی از بهشت است که نهرها زیر درختانش جاری است؛ و این نجات و پیروزی بزرگ است!///همانا آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند ایشان را است باغهائی که روان است زیر آنها جویها این است رستگاری بزرگ‌///بی‌گمان کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته‌ (ی ایمان) کردند، برایشان باغ‌هایی (با درختان) سردرهم است که از زیر (درختان) شان نهرها روان است‌؛ این است (همان) کامیابی سالم بزرگ. quran_en_fa Truly strong is the Grip (and Power) of thy Lord. بی تردید به قهر گرفتن و مجازات پروردگارت بسیار سخت است. ….///بی تردید به قهر گرفتن و مجازات پروردگارت بسیار سخت است. ….///فروگرفتن پروردگار تو سخت است.///همانا صلابت قهرآمیز پروردگارت شدید است///آرى، عقاب پروردگارت سخت سنگین است.///قهر و مجازات پروردگارت شدید است.///همانا مؤاخذه و انتقام خدا بسیار سخت است.///بی‌گمان سختگیری پروردگارت، سهمگین است‌///گرفتن قهرآمیز و مجازات پروردگارت به یقین بسیار شدید است!///همانا خشم‌آوری پروردگار تو است سخت‌///به‌راستی حمله‌ی پروردگارت سخت سنگین است. quran_en_fa It is He Who creates from the very beginning, and He can restore (life). اوست که [مخلوقات را] می‌آفریند، و [پس از مرگ] باز می‌گرداند….///اوست که [مخلوقات را] می‌آفریند، و [پس از مرگ] باز می‌گرداند….///اوست که نخست مى‌آفریند و پس از مرگ زنده مى‌سازد.///همانا اوست که خلق را پدید مى‌آورد و همو باز مى‌گرداند///هم اوست که [آفرینش را] آغاز مى‌کند و بازمى‌گرداند.///اوست که [آفرینش را] آغاز مى‌کند و [پس از مرگ‌] بازمى‌گرداند.///اوست که به حقیقت نخست خلق را بیافریند و باز (پس از مرگ به عرصه قیامت) برگرداند.///اوست که [آفرینش را] آغاز کرده است و باز می‌گرداند///اوست که آفرینش را آغاز می‌کند و بازمی‌گرداند،///همانا او پدید آرد و بازگرداند///همواره (هم) اوست که (آفرینش را) می‌آغازد و (هم او) باز می‌گرداند. quran_en_fa And He is the Oft-Forgiving, Full of Loving-Kindness, و او بسیار آمرزنده و دوستدار [مؤمنان] است.///و او بسیار آمرزنده و دوستدار [مؤمنان] است.///او آمرزنده و دوست‌دارنده است.///و اوست آمرزگار و دوستدار [مؤمنان‌]///و اوست آن آمرزنده دوستدار [مؤمنان‌].///و اوست بخشنده و دوستدار [مؤمنان].///و هم او بسیار آمرزنده و دوستدار مؤمنان است.///و اوست آمرزگار دوستدار///و او آمرزنده و دوستدار (مؤمنان) است،///و او است آمرزگار دوست‌دار///و اوست بس پوشنده‌ی (گناهان و نقصان‌ها و) بسی دوستدار (مؤمنان). quran_en_fa Lord of the Throne of Glory, صاحب عرش و ارجمند [و عالی صفات] است. ….///صاحب عرش و ارجمند [و عالی صفات] است. ….///اوست صاحب عرش ارجمند.///و صاحب ارجمند عرش///صاحب ارجمند عرش.///صاحب عرش است و ارجمند و باعظمت.///و خداوند عرش (عظیم) و هم با اقتدار و عزت است.///صاحب ارجمند عرش‌///صاحب عرش و دارای مجد و عظمت است،///دارنده عرش گرامی‌///صاحب عرش و دارای کرامت و رحمتی گشاده (در عرش و فرش). quran_en_fa Doer (without let) of all that He intends. آنچه را بخواهد [بی آنکه بازدارنده‌ای در برابرش باشد] انجام می‌دهد. ….///آنچه را بخواهد [بی آنکه بازدارنده‌ای در برابرش باشد] انجام می‌دهد. ….///هر چه را اراده کند به انجام مى‌رساند.///آنچه را بخواهد کننده است///هر چه را بخواهد انجام مى‌دهد.///آنچه را بخواهد، حتما انجام مى‌دهد.///هر چه بخواهد آن را در کمال قدرت و اختیار انجام دهد.///کردگار خواسته خویش‌///و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد!///کننده هر آنچه خواهد///آنچه می‌خواهد (نسبت به آن) فعال است. quran_en_fa Has the story reached thee, of the forces- آیا خبر آن سپاهیان به تو رسیده است؟///آیا خبر آن سپاهیان به تو رسیده است؟///آیا داستان لشکرها را شنیده‌اى؟///آیا خبر آن سپاهیان به تو رسیده است///آیا حدیث [آن‌] سپاهیان:///آیا سرگذشت آن لشکریان به تو رسیده است؟///آیا احوال جنود (شاهان گذشته) بر تو حکایت شده است؟///آیا داستان سپاهیان به تو رسیده است؟///آیا داستان لشکرها به تو رسیده است،///آیا بیامدت داستان لشکرها///آیا تو را حدیث سپاهیان آمد؟ quran_en_fa Of Pharaoh and the Thamud? [سپاهیان] فرعون و ثمود [که به سبب تکذیبشان به عذابی دردناک دچار شدند؛]///[سپاهیان] فرعون و ثمود [که به سبب تکذیبشان به عذابی دردناک دچار شدند؛]///لشکرهاى فرعون و قوم ثمود؟///سپاه فرعون و ثمود///فرعون و ثمود بر تو آمد؟///[لشکریان] فرعون و ثمود.///داستان فرعون و قوم ثمود (که به کیفر کفر و دشمنی با رسل هلاک شدند).///فرعون و قوم ثمود///لشکریان فرعون و ثمود؟!///فرعون و ثمود///(سپاهیان) فرعون و ثمود. quran_en_fa And yet the Unbelievers (persist) in rejecting (the Truth)! [فقط آنان تکذیب‌گر نبودند] بلکه کافران [قوم تو] در تکذیبی سخت ترند….///[فقط آنان تکذیب‌گر نبودند] بلکه کافران [قوم تو] در تکذیبی سخت ترند….///آرى، آنان که راه کفر پیش گرفته‌اند همچنان در تکذیب هستند.///بلى، کافران همواره در حال تکذیبند/// [نه،] بلکه آنان که کافر شده‌اند در تکذیب‌اند؛///[فقط آنان نبودند که حق را تکذیب کردند،] بلکه کافران [قوم تو] در تکذیبى سخت‌ترند.///بلی آنان که کافرند به تکذیب می‌پردازند.///آری کافران در انکارند///ولی کافران پیوسته در تکذیب حقند،///بلکه آنان که کفر ورزیدند در تکذیبند///بلکه آنان که کافر شده‌اند در (ژرفای) تکذیبند. quran_en_fa But Allah doth encompass them from behind! و خدا از همه سو بر آنان احاطه دارد.///و خدا از همه سو بر آنان احاطه دارد.///و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد.///و خدا از هر سو به آنها احاطه دارد///با آنکه خدا از هر سو بر ایشان محیط است.///و خداوند از هر سو بر آنان احاطه دارد.///و خدا بر همه آنها محیط است.///و خداوند بر فراز ایشان چیره است‌///و خداوند به همه آنها احاطه دارد!///و خدا است از پشت سرشان فراگیرنده‌///حال آنکه خدا از پشتشان (بر ایشان) محیط است. quran_en_fa Nay, this is a Glorious Qur'an, [چنین نیست که درباره قرآن می‌پندارند] بلکه آن، قرآنی باعظمت و بلند مرتبه است///[چنین نیست که درباره قرآن می‌پندارند] بلکه آن، قرآنی باعظمت و بلند مرتبه است///بلى این قرآن مجید است،///آرى، این قرآن ارجمند است///آرى، آن قرآنى ارجمند است،///[کافران قرآن را جادویی از سوی تو مى‌دانند، حال آن که چنین نیست.] بلکه آن کتابى خواندنى و ارجمند است.///بلکه این کتاب قرآن بزرگوار و ارجمند الهی است.///حق این است که آن قرآن مجید است‌///(این آیات، سحر و دروغ نیست،) بلکه قرآن باعظمت است …///بلکه آن قرآنی است گرامی‌///بلکه آن قرآنی، با کرامتی گشاده است، quran_en_fa (Inscribed) in a Tablet Preserved! که در لوح محفوظ است [به همین خاطر از دستبرد هر تحریف‌گری مصون است.]///که در لوح محفوظ است [به همین خاطر از دستبرد هر تحریف‌گری مصون است.]///در لوح محفوظ.///که در لوح محفوظ است///که در لوحى محفوظ است.///که در لوحى محفوظ است.///که در لوح محفوظ حق (و صفحه عالم ازلی) نگاشته است.///در لوحی محفوظ///که در لوح محفوظ جای دارد!///در لوحی نگهداشته‌///(که) در لوحی [: جایگاهی آشکار] محفوظ است. quran_en_fa By the Sky and the Night-Visitant (therein);- سوگند به آسمان و به چیزی که در شب پدیدار می‌شود؛///سوگند به آسمان و به چیزی که در شب پدیدار می‌شود؛///سوگند به آسمان و به آنچه در شب آید.///قسم به آسمان و آن ستاره‌ى شبگرد///سوگند به آسمان و آن اختر شبگرد.///سوگند به آسمان و ستاره طارق!///قسم به آسمان و طارق آن.///سوگند به آسمان و شباینده‌///سوگند به آسمان و کوبنده شب!///سوگند به آسمان و به شب درآینده‌///سوگند به آسمان و فرودآینده (ای) از آن. quran_en_fa And what will explain to thee what the Night-Visitant is?- و تو چه می‌دانی چیزی که در شب پدیدار می‌شود، چیست؟///و تو چه می‌دانی چیزی که در شب پدیدار می‌شود، چیست؟///و تو چه دانى که آنچه در شب آید چیست؟///و تو چه مى‌دانى ستاره‌ى شبگرد چیست///و تو چه دانى که اختر شبگرد چیست؟///و چه می‌دانى که طارق چیست؟///و چگونه توانی طارق آسمان را بدانی؟///و تو چه دانی شباینده چیست‌///و تو نمی‌دانی کوبنده شب چیست!///و چه دانستت چیست شب درآینده‌///و چه فهماندت که آن فرودآینده چیست‌؟ quran_en_fa (It is) the Star of piercing brightness;- همان ستاره درخشانی است که پرده ظلمت را می‌شکافد.///همان ستاره درخشانی است که پرده ظلمت را می‌شکافد.///ستاره‌اى است درخشنده.///آن ستاره‌ى درخشان///آن اختر فروزان.///ستاره‌اى است درخشنده.///طارق همان کوکب درخشان است که نورش نفوذ کند.///ستاره درخشان است‌///همان ستاره درخشان و شکافنده تاریکیهاست!///آن ستاره تابنده‌///اختر فروزان سوراخ‌کن. quran_en_fa There is no soul but has a protector over it. هیچ کس نیست مگر اینکه بر او نگهبانی است.///هیچ کس نیست مگر اینکه بر او نگهبانی است.///هیچ کس نیست مگر آنکه بر او نگهبانى است.///هیچ کس نیست مگر این که نگهبانى بر او هست///هیچ کس نیست مگر اینکه نگاهبانى بر او [گماشته شده‌] است.///[به اینها سوگند که] هر کس مراقب و نگهبانى دارد.///(قسم به اینان) که هیچ شخصی نیست جز آنکه او را البته (از طرف خدا) مراقب و نگهبانی هست.///هیچ جانی نیست مگر آنکه بر او نگهبانی هست‌///(به این آیت بزرگ الهی سوگند) که هر کس مراقب و محافظی دارد!///نیست کسی جز بر او است نگهبانی‌///هیچ کس نیست مگر اینکه در آن هنگام (و هنگامه)، نگاهبانی (ربانی) بر او (گماشته شده) است. quran_en_fa Now let man but think from what he is created! پس انسان باید با تأمل بنگرد که از چه چیز آفریده شده است؟///پس انسان باید با تأمل بنگرد که از چه چیز آفریده شده است؟///پس آدمى بنگرد که از چه چیز آفریده شده است،///پس باید آدمى بنگرد که از چه آفریده شده///پس انسان باید بنگرد که از چه آفریده شده است؟///پس انسان بنگرد که از چه آفریده شده است؟///پس انسان مغرور باید بنگرد که از چه آفریده شده است؟///پس انسان بنگرد که از چه آفریده شده است‌///انسان باید بنگرد که از چه چیز آفریده شده است!///پس بنگرد انسان از چه شد آفریده‌///پس انسان باید بنگرد که از چه آفریده شده است‌؟ quran_en_fa He is created from a drop emitted- از آبی جهنده آفریده شده است؛///از آبی جهنده آفریده شده است؛///از آبى جهنده آفریده شده است،///از آبى جهنده آفریده شده است///از آب جهنده‌اى خلق شده،///از آبى جهنده آفریده شده است،///از آب نطفه جهنده‌ای خلقت گردیده.///از آبی جهیده آفریده شده است‌///از یک آب جهنده آفریده شده است،///آفریده شد از آبی جهنده‌///از آبی‌جهنده آفریده شده، quran_en_fa Proceeding from between the backbone and the ribs: [آبی که] از صلب مرد و از میان استخوان‌های سینه زن بیرون می‌آید.///[آبی که] از صلب مرد و از میان استخوان‌های سینه زن بیرون می‌آید.///که از میان پشت و سینه بیرون مى‌آید.///که از میان ستون پشت و استخوان‌هاى سینه بیرون مى‌آید/// [که‌] از صلب مرد و میان استخوانهاى سینه زن بیرون مى‌آید.///[آبى] که از میان پشت و پیش بیرون مى‌آید.///که از میان صلب (پدر) و سینه (مادر) بیرون آید.///که از میانه پشت و سینه‌ها بیرون آید///آبی که از میان پشت و سینه‌ها خارج می‌شود!///که برون آید از میان کمر و استخوانهای سینه‌///(که) از صلب (مرد) و از میان استخوان‌های سینه (‌ی زن،) برون می‌آید. quran_en_fa Surely (Allah) is able to bring him back (to life)! بی تردید خدا بر بازگرداندن انسان [پس از مرگش] تواناست،///بی تردید خدا بر بازگرداندن انسان [پس از مرگش] تواناست،///خدا به باز گردانیدن او تواناست.///بى‌تردید، خداوند بر بازگرداندن آن تواناست///در حقیقت، او [= خدا] بر بازگردانیدن وى بخوبى تواناست.///بى‌تردید او بر بازگرداندن انسان تواناست،///(خدایی که او را از این نا چیز بی جان آفرید و جان بخشید) او البته بر زنده کردنش دوباره (پس از مرگ) قادر است.///بی‌گمان او بر باز گرداندن وی تواناست‌///مسلما او [= خدائی که انسان را از چنین چیز پستی آفرید] می‌تواند او را بازگرداند!///همانا او است بر بازگردانیدنش توانا///همواره او [: خدا] بر باز گردانیدن وی به‌راستی تواناست. quran_en_fa The Day that (all) things secret will be tested, روزی که رازها فاش می‌شود.///روزی که رازها فاش می‌شود.///روزى که رازها آشکار مى‌شود،///روزى که رازها فاش گردد///آن روز که رازها [همه‌] فاش شود،///روزى که رازها آشکار شود.///روزی که اسرار باطن شخص آشکار شود.///روزی که رازها از پرده بیرون افتد///در آن روز که اسرار نهان (انسان) آشکار میشود،///روزی که فاش شوند رازهای درون‌///آن روز که رازها فاش شوند، quran_en_fa (Man) will have no power, and no helper. پس انسان را [در آن روز در برابر عذاب] نه نیرویی است و نه یاوری.///پس انسان را [در آن روز در برابر عذاب] نه نیرویی است و نه یاوری.///او را نه نیرویى است و نه یاورى.///پس او را نه نیرویى باشد و نه یاورى///پس او را نه نیرویى ماند و نه یارى.///پس براى انسان، هیچ نیرویى [از درون] و یاورى [از بیرون] نیست.///و آن روز قوتی در خویش و یاوری بر نجات خود نیابد.///آنگاه او را یارا و یاوری نیست‌///و برای او هیچ نیرو و یاوری نیست!///پس نیستش نیروئی و نه یاوری‌///پس برای او [: انسان و …] نه هیچ نیرویی است و نه هیچ یاوری‌. quran_en_fa By the Firmament which returns (in its round), سوگند به آسمان که دارای باران فراوان و پرریزش است.///سوگند به آسمان که دارای باران فراوان و پرریزش است.///قسم به آسمان بازبارنده،///سوگند به آسمان [پر باران‌]///سوگند به آسمان بارش‌انگیز،///سوگند به آسمان باران‌زا!///قسم به آسمان فرو ریزنده باران.///و سوگند به آسمان باران‌دار///سوگند به آسمان پرباران،///سوگند به آسمان دارای برگشت یا باران‌///سوگند به آسمان دارای (حالت) بازگردانیدن (امانت‌ها) و بازگشتن (به حالت گازی نخستین). quran_en_fa And by the Earth which opens out (for the gushing of springs or the sprouting of vegetation),- و سوگند به زمین که [برای جوشیدن چشمه‌ها و کشت و زرع و روییدن نباتات] دارای شکاف است.///و سوگند به زمین که [برای جوشیدن چشمه‌ها و کشت و زرع و روییدن نباتات] دارای شکاف است.///قسم به زمین رویان شکاف خورده،///و قسم به زمین شکاف پذیر [براى رشد گیاهان‌]///سوگند به زمین شکافدار [آماده کشت‌]،///سوگند به زمین که [براى رویش گیاهان] برشکافته است!///و قسم به زمین گیاه روینده (برای خلقان).///و سوگند به زمین برشکافته به گیاه‌///و سوگند به زمین پرشکاف (که گیاهان از آن سر برمی‌آورند)،///و به زمین دارای شکاف‌///و سوگند به زمین شکاف‌دار (آماده‌ی کشت). quran_en_fa Behold this is the Word that distinguishes (Good from Evil): بی تردید که این قرآن، سخنی جداکننده [میان حق و باطل] است///بی تردید که این قرآن، سخنی جداکننده [میان حق و باطل] است///که این کتاب، حق را از باطل جدا کند،///که این [قرآن‌] سخنى قاطع است/// [که‌] در حقیقت، قرآن گفتارى قاطع و روشنگر است؛///که بی‌گمان این [قرآن] سخنى است قاطع و جداکننده///که قرآن به حقیقت کلام جدا کننده (حق از باطل) است.///که آن [قرآن‌] سخنی قاطع است‌///که این (قرآن) سخنی است که حق را از باطل جدا می‌کند،///که آن است همانا گفتاری جداسازنده‌///(که) همانا این قرآن بی‌گمان گفتاری قاطع و جداکننده (ی حق از باطل) است. quran_en_fa It is not a thing for amusement. و آن هرگز شوخی نیست.///و آن هرگز شوخی نیست.///و سخن هزل نیست.///و آن بیهوده و شوخى نیست///و آن شوخى نیست.///و بیهوده و شوخى نیست.///و هرگز سخن هزل بیهوده نیست.///و هزل نیست‌///و هرگز شوخی نیست!///و نیست آن یاوه (شوخی)///و آن (هرگز) شوخی نیست. quran_en_fa As for them, they are but plotting a scheme, آنان همواره [برای خاموش کردن نور حق] حیله می‌کنند///آنان همواره [برای خاموش کردن نور حق] حیله می‌کنند///آنان حیله‌اى مى‌اندیشند،///به راستى آنها پیوسته حیله مى‌کنند///آنان دست به نیرنگ مى‌زنند.///کافران پیوسته نیرنگ مى‌کنند.///دشمنان اسلام هر چه بتوانند کید و مکر (بر محو اسلام) می‌کنند.///آنان نیرنگی می‌سگالند///آنها پیوسته حیله می‌کنند،///همانا ایشان نیرنگ آرند نیرنگی‌///آنان بی‌امان دست به نیرنگی بزرگ می‌زنند. quran_en_fa And I am planning a scheme. و من [هم در برابر آنان] چاره و تدبیری [مناسب] می‌کنم.///و من [هم در برابر آنان] چاره و تدبیری [مناسب] می‌کنم.///و من هم حیله‌اى مى‌اندیشم.///و من نیز طرحى تدبیر مى‌کنم///و [من نیز] دست به نیرنگ مى‌زنم.///و من نیز تدبیر مى‌کنم.///و من هم در مقابل مکرشان مکر خواهم کرد.///من نیز تدبیری می‌اندیشم‌///و من هم در برابر آنها چاره می‌کنم!///و نیرنگ آرم نیرنگی‌///و (من نیز برابرشان) دست به نیرنگی بزرگ می‌زنم. quran_en_fa Therefore grant a delay to the Unbelievers: Give respite to them gently (for awhile). پس کافران را مهلت ده و مدت اندکی آنان را در این حالی که هستند، واگذار.///پس کافران را مهلت ده و مدت اندکی آنان را در این حالی که هستند، واگذار.///پس کافران را مهلت ده، اندک مهلتشان ده.///پس کافران را مهلت ده و آنان را اندکى به خودشان واگذار///پس کافران را مهلت ده، و کمى آنان را به حال خود واگذار.///پس کافران را مهلت بده و اندک زمانى آنان را به خود واگذار!///پس اندکی کافران را مهلت ده و آنها را فرو گذار (تا وقت کیفرشان فرا رسد).///پس کافران را مهلت ده، و اندک زمانی فرو گذارشان‌///حال که چنین است کافران را (فقط) اندکی مهلت ده (تا سزای اعمالشان را ببینند)!///پس مهلت ده کافران را مهلتشان ده اندکی‌///پس کافران را مهلت ده و اندکی آنان را به حال خود واگذار. quran_en_fa Glorify the name of thy Guardian-Lord Most High, نام پروردگار برتر و بلند مرتبه‌ات را [از هرچه رنگ شرک خفی و جلی دارد] منزه و پاک بدار.///نام پروردگار برتر و بلند مرتبه‌ات را [از هرچه رنگ شرک خفی و جلی دارد] منزه و پاک بدار.///نام پروردگار بزرگ خویش را به پاکى یاد کن:///نام پروردگار والایت را به پاکى بستاى///نام پروردگار والاى خود را به پاکى بستاى:///نام پروردگار بلندمرتبه‌ات را به پاکى یاد کن!///(ای رسول ما) نام خدای خود را که برتر و بالاتر (از همه موجودات) است به پاکی یاد کن.///به نام پروردگارت که بلندمرتبه است، تسبیح گوی‌///منزه شمار نام پروردگار بلندمرتبه‌ات را!///تسبیح گوی نام پروردگار خویش را آن برتر///نام پروردگار -والاترین‌- خود را به پاکی بستای. quran_en_fa Who hath created, and further, given order and proportion; آنکه آفرید، پس درست و نیکو گردانید.///آنکه آفرید، پس درست و نیکو گردانید.///آن که آفرید و درست‌اندام آفرید.///همان که آفرید و سامان داد///همان که آفرید و هماهنگى بخشید.///همان که آفرید و سامان بخشید.///آن خدایی که (عالم را) خلق کرد و (همه را) به حد کمال خود رسانید.///همانکه آفرید و سامان بخشید///همان خداوندی که آفرید و منظم کرد،///آنکه آفرید پس راست کرد///همان که آفرید، پس سامان بخشید. quran_en_fa Who hath ordained laws. And granted guidance; و آنکه اندازه قرار داد و هدایت کرد،///و آنکه اندازه قرار داد و هدایت کرد،///و آن که اندازه معین کرد. سپس راه نمود.///و آن که تقدیر کرد و هدایت نمود///و آنکه اندازه‌گیرى کرد و راه نمود.///و آن که [هر چیز را] اندازه نهاد و هدایت کرد.///آن خدایی که (هر چیز را) قدر و اندازه‌ای داد و (به راه کمالش) هدایت نمود.///همان کسی که اندازه آفرینی و رهنمایی کرد///و همان که اندازه‌گیری کرد و هدایت نمود،///و آنکه تقدیر کرد پس هدایت کرد///و آن که اندازه‌گیری کرد، پس راهنمایی نمود. quran_en_fa And Who bringeth out the (green and luscious) pasture, و آنکه چراگاه را رویانید،///و آنکه چراگاه را رویانید،///و آن که چراگاه‌ها را رویانید،///و آن که چراگاه را پدید آورد///و آنکه چمنزار را برآورد؛///و آن که چراگاه را رویانید.///آن خدایی که گیاه را سبز و خرم از زمین برویانید.///و همان کسی که چراگاهها [ی سبز و خرم‌] رویانید///و آن کس را که چراگاه را به وجود آورد،///و آنکو برون آورد چراگاه را///و کسی که چراگاه را برون آورد. quran_en_fa And then doth make it (but) swarthy stubble. و آن را خاشاکی سیاه گردانید،///و آن را خاشاکی سیاه گردانید،///سپس خشک و سیاه گردانید.///پس آن را خشک و تیره کرد///و پس [از چندى‌] آن را خاشاکى تیره‌گون گردانید.///و پس [از چندى] آن را خشک و تیره کرد.///و آن گاه خشک و سیاهش گردانید.///و سرانجام آن را خاشاکی [پژمرده و] سیاه گردانید///سپس آن را خشک و تیره قرار داد!///پس گردانیدش خشک سیاه‌///پس (از چندی) آن را خاشاکی تیره‌گون گردانید. quran_en_fa By degrees shall We teach thee to declare (the Message), so thou shalt not forget, به زودی قرآن را بر تو می‌خوانیم، پس هرگز فراموش نخواهی کرد،///به زودی قرآن را بر تو می‌خوانیم، پس هرگز فراموش نخواهی کرد،///زودا که براى تو بخوانیم، مباد که فراموش کنى.///به زودى تو را [به قرآن‌] خوانا کنیم که فراموش نکنى///ما بزودى [آیات خود را به وسیله سروش غیبى‌] بر تو خواهیم خواند، تا فراموش نکنى؛///ما [قرآن را] بر تو مى‌خوانیم، پس فراموش نخواهى کرد.///ما تو را قرائت آیات قرآن چندان آموزیم که هیچ فراموش نکنی.///زودا که تو را به خواندن آوریم و از یاد مگذاری‌///ما بزودی (قرآن را) بر تو می‌خوانیم و هرگز فراموش نخواهی کرد،///زود است بخوانیم بر تو (خوانا گردانیمت) تا فرامواش نکنی‌///ما به زودی تو را خواننده (ی آیات وحیانی) خواهیم کرد، پس (آن را) فراموش نمی‌کنی. quran_en_fa Except as Allah wills: For He knoweth what is manifest and what is hidden. جز آنچه را خدا بخواهد، که او آشکار و آنچه را پنهان است، می‌داند.///جز آنچه را خدا بخواهد، که او آشکار و آنچه را پنهان است، می‌داند.///مگر آنچه خدا بخواهد. اوست که آشکارا و نهان را مى‌داند.///مگر آنچه خدا خواهد، که بى‌گمان او آشکار و پنهان را مى‌داند///جز آنچه خدا خواهد، که او آشکار و آنچه را که نهان است مى‌داند.///مگر آنچه را خدا بخواهد که او بى‌گمان آشکار و نهان را مى‌داند.///مگر آنچه خدا خواهد (که از یادت برد) که او به امور آشکار و پنهان عالم آگاه است.///مگر آنچه خدا خواهد، که او آشکار و نهان را می‌داند///مگر آنچه را خدا بخواهد، که او آشکار و نهان را می‌داند!///مگر آنچه خواهد خدا که او می‌داند آشکار را و آنچه نهان شود///جز آنچه (را) خدا خواسته (که برایت نخواند). همواره او آشکار و آنچه را که نهان است می‌داند. quran_en_fa And We will make it easy for thee (to follow) the simple (Path). و تو را برای آسان‌ترین راه [که شریعت سمحه و سهله است] آماده می‌کنیم.///و تو را برای آسان‌ترین راه [که شریعت سمحه و سهله است] آماده می‌کنیم.///و تو را به کیش آسان توفیق دهیم.///و تو را براى آسان‌ترین راه آماده مى‌سازیم///و براى تو آسانترین [راه‌] را فراهم مى‌گردانیم.///و ما تو را براى آسان‌ترین [راه دعوت] آماده مى‌سازیم.///و ما تو را بر طریقه (شریعت سهل و) آسان موفق می‌داریم.///و در کار تو آسانی پدید آوریم‌///و ما تو را برای انجام هر کار خیر آماده می‌کنیم!///و روان گردانیمت بسوی آسانی‌///و (کار) تو را برای (پیمودن) آسان‌ترین راه آسان کنیم. quran_en_fa Therefore give admonition in case the admonition profits (the hearer). پس [مردم را] اندرز ده، اگر اندرز سودمند افتد.///پس [مردم را] اندرز ده، اگر اندرز سودمند افتد.///اگر پند دادنت سود کند، پند ده.///پس تذکر ده، اگر تذکر سود دهد///پس پند ده، اگر پند سود بخشد.///پس پند بده، اگر پند دادن سودمند باشد.///پس (به آیات الهی خلق را) متذکر ساز اگر سودمند افتد.///پس اندرز ده، اگر [دهی‌] اندرز سود دهد///پس تذکر ده اگر تذکر مفید باشد!///پس یادآوری کن اگر سود دهد یادآوردن‌///پس به یاد (شان) آور، اگر یادواره سودمند است. quran_en_fa The admonition will be received by those who fear (Allah): کسی که از خدا می‌ترسد، به زودی متذکر می‌شود.///کسی که از خدا می‌ترسد، به زودی متذکر می‌شود.///آن که مى‌ترسد، پند مى‌پذیرد.///به زودى کسى که خدا ترس است پند خواهد گرفت///آن کس که ترسد، بزودى عبرت گیرد.///به زودى آن که [از خدا] می‌ترسد، پند گیرد.///البته هر که خدا ترس باشد (به این تذکر) پند می‌گیرد.///زودا کسی که خشیت پیشه کرده است، پند گیرد///و بزودی کسی که از خدا می‌ترسد متذکر می‌شود.///زود است یادآورد آنکه می‌ترسد///آن کس که بهراسد، زودا به‌راستی پند گیرد. quran_en_fa But it will be avoided by those most unfortunate ones, و کسی که از همه بدبخت‌تر است از آن کناره می‌گیرد.///و کسی که از همه بدبخت‌تر است از آن کناره می‌گیرد.///و بدبخت از آن دورى مى‌گزیند:///و بدبخت‌ترین مردم از آن [پند] کناره مى‌گیرد///و نگون‌بخت، خود را از آن دور مى‌دارد؛///و بدبخت‌ترین افراد از آن دورى کند.///و آن که شقی‌ترین مردم است از آن دوری گزیند.///و شقاوت‌پیشه از آن دوری کند///اما بدبخت‌ترین افراد از آن دوری می‌گزیند،///و دوری گزیندش بدبخت‌تری‌///و شقی‌ترین (مکلفان) خود را از آن با کوشش، دور کند. quran_en_fa Who will enter the Great Fire, همان کسی که در آتش بزرگ‌تر در می‌آید.///همان کسی که در آتش بزرگ‌تر در می‌آید.///آن که به آتش بزرگ جهنم درافتد،///همان که به بزرگ‌ترین آتش مى‌سوزد///همان کس که در آتشى بزرگ در آید؛///همان کس که به آتش بزرگ‌تر درمى‌آید.///همان کس که عاقبت به آتش بسیار سخت دوزخ در افتد.///همان کسی که به آتش سترگ درآید///همان کسی که در آتش بزرگ وارد می‌شود،///که می‌چشد آتش بزرگتر را///کسی که آتشی بزرگ را شعله زند. quran_en_fa In which they will then neither die nor live. آن گاه در آنجا نه می‌میرد و نه به خوشی زندگی می‌کند.///آن گاه در آنجا نه می‌میرد و نه به خوشی زندگی می‌کند.///و در آنجا نه بمیرد و نه زنده باشد.///آن‌گاه در آن آتش نه مى‌میرد و نه زنده مى‌ماند///آنگاه نه در آن مى‌میرد و نه زندگانى مى‌یابد.///سپس در آنجا نه بمیرد و نه زندگى کند.///و در آن دوزخ نه بمیرد (تا راحت شود) و نه زنده ماند (و برخوردار از زندگانی باشد).///آنگاه در آنجا نه بمیرد و نه زنده بماند///سپس در آن آتش نه می‌میرد و نه زنده می‌شود!///پس نمیرد در آن و نه زنده شود///سپس در آن نه بمیرد و نه زندگی کند. quran_en_fa But those will prosper who purify themselves, بی تردید کسی که خود را [از زشتی‌های باطن و ظاهر] پاک کرد، رستگار شد.///بی تردید کسی که خود را [از زشتی‌های باطن و ظاهر] پاک کرد، رستگار شد.///هر آینه پاکان رستگار شدند؛///حقا که هر که پاکى جست، رستگار شد///رستگار آن کس که خود را پاک گردانید؛///به راستى رستگار شد آن کس که خود را پاک گردانید.///حقا فلاح و رستگاری یافت آن کسی که تزکیه نفس کرد.///به راستی هر کس پاکدلی پیشه کرد، رستگار شد///به یقین کسی که پاکی جست (و خود را تزکیه کرد)، رستگار شد.///همانا رستگار شد آنکه پاکی جست‌///به‌راستی رستگار کرد آن کس که خود را بسی پاک گرداند. quran_en_fa And glorify the name of their Guardian-Lord, and (lift their hearts) in prayer. و نام پروردگارش را یاد کرد، پس نماز خواند.///و نام پروردگارش را یاد کرد، پس نماز خواند.///آنان که نام پروردگار خود را بر زبان آوردند و نماز گزاردند.///و نام پروردگارش را ذکر کرد و نماز گزارد///و نام پروردگارش را یاد کرد و نماز گزارد.///و نام پروردگارش را یاد کرد و نماز گزارد.///و به ذکر نام خدا به نماز و طاعت پرداخت.///و [هر کس‌] که نام پروردگارش را یاد کرد و نیایش کرد///و (آن که) نام پروردگارش را یاد کرد سپس نماز خواند!///و یاد کرد نام پروردگارش را پس نماز گزارد///و نام پروردگارش را یاد کرد، پس نماز گزارد. quran_en_fa Nay (behold), ye prefer the life of this world; [ولی شما منکران لجوج به سوی راه رستگاری نمی‌روید] بلکه زندگی دنیا را [بر آن] ترجیح می‌دهید.///[ولی شما منکران لجوج به سوی راه رستگاری نمی‌روید] بلکه زندگی دنیا را [بر آن] ترجیح می‌دهید.///آرى، شما زندگى این جهان را بر مى‌گزینید،///بلکه شما زندگى دنیا را ترجیح مى‌دهید///لیکن [شما] زندگى دنیا را بر مى‌گزینید؛///[بلکه شما منکران لجوج] زندگى دنیا را ترجیح مى‌دهید.///(اما شما مردم از جهل و غفلت از پی این سعادت نروید) بلکه زندگانی دنیا را بگزینید و عزیز دارید.///حق این است که شما زندگانی دنیا را بر می‌گزینید///ولی شما زندگی دنیا را مقدم می‌دارید،///بلکه برمی‌گزینید زندگانی دنیا را///بلکه (شما) زندگی دنیا را (بر آخرت) بر می‌گزینید. quran_en_fa But the Hereafter is better and more enduring. در حالی که آخرت بهتر و پایدارتر است.///در حالی که آخرت بهتر و پایدارتر است.///حال آنکه آخرت بهتر و پاینده‌تر است.///حال آن که آخرت بهتر و پایدارتر است///با آنکه [جهان‌] آخرت نیکوتر و پایدارتر است.///و حال آن که آخرت بهتر و ماندگارتر است.///در صورتی که منزل آخرت بسی بهتر و پاینده‌تر (از دنیای چند روزه) است.///و حال آنکه آخرت بهتر و پاینده‌تر است‌///در حالی که آخرت بهتر و پایدارتر است!///و آخرت بهتر است و پایدارتر///حال آنکه آخرت نیکوتر و پایدارتر است‌. quran_en_fa And this is in the Books of the earliest (Revelation),- همانا این [حقایق] در کتاب‌های آسمانی پیشین هست.///همانا این [حقایق] در کتاب‌های آسمانی پیشین هست.///این سخن در صحیفه‌هاى نخستین است:///همانا این [گفتار] در کتب [رسولان‌] پیشین آمده است///قطعا در صحیفه‌هاى گذشته این [معنى‌] هست،///این [سخن] در کتاب‌های آسمانى پیشین نیزآمده است،///این گفتار به حقیقت در کتب پیشین ذکر شده.///این [نکته‌] در کتب آسمانی پیشین هم هست‌///این دستورها در کتب آسمانی پیشین (نیز) آمده است،///همانا این است در نامه‌های نخستین‌///بی‌گمان در صحیفه‌های گذشته (همچنان) این (وحی) موجود است؛ quran_en_fa The Books of Abraham and Moses. [در] کتاب‌های ابراهیم وموسی.///[در] کتاب‌های ابراهیم وموسی.///صحیفه‌هاى ابراهیم و موسى.///[در] کتاب‌هاى ابراهیم و موسى///صحیفه‌هاى ابراهیم و موسى.///کتاب‌هاى ابراهیم و موسى.///بخصوص در صحف ابراهیم و تورات موسی (مفصل بیان گردیده است).///در صحف ابراهیم و موسی‌///در کتب ابراهیم و موسی.///نامه‌های ابراهیم و موسی‌///(در) صحیفه‌های ابراهیم و موسی. quran_en_fa Has the story reached thee of the overwhelming (Event)? آیا خبر حادثه هولناکی که [همه انسان‌ها را از هر سو] فرا می‌گیرد، به تو رسیده است؟///آیا خبر حادثه هولناکی که [همه انسان‌ها را از هر سو] فرا می‌گیرد، به تو رسیده است؟///آیا داستان غاشیه به تو رسیده است؟///آیا خبر آن بلاى فراگیر به تو رسیده است///آیا خبر «غاشیه» به تو رسیده است؟///آیا خبر حادثه‌ی فراگیر به تو رسیده است؟///(ای رسول ما) آیا خبر هولناک قیامت و بلیه عالم گیر محشر بر تو حکایت شده است؟///آیا داستان هنگامه فراگیر به تو رسیده است؟///آیا داستان غاشیه [= روز قیامت که حوادث وحشتناکش همه را می‌پوشاند] به تو رسیده است؟!///آیا بیامدت داستان فراگیرنده‌///آیا تو را داستان (حادثه‌ی فراگیر) بس پوشنده (ی چهره‌ها) رسیده است‌؟ quran_en_fa Some faces, that Day, will be humiliated, در آن روز چهره هایی زبون و شرمسارند؛///در آن روز چهره هایی زبون و شرمسارند؛///در آن روز وحشت در چهره‌ها پدیدار است،///چهره‌هایى در آن روز ذلت بارند///در آن روز، چهره‌هایى زبونند،///در آن روز، چهره‌هایى خوار و زبونند.///که آن روز رخسار گروهی (کافر و متکبر) ترسناک و ذلیل باشد.///در چنین روز چهره‌هایی خاکسار باشند///چهره‌هایی در آن روز خاشع و ذلت‌بارند،///رویهائی است در آن روز سرافکنده‌///در چنان روزی، چهره‌هایی زبونند؛ quran_en_fa Labouring (hard), weary,- [آنان که همواره در دنیا] کوشیده‌اند و خسته شده‌اند [و سرانجام سودی نیافته‌اند]///[آنان که همواره در دنیا] کوشیده‌اند و خسته شده‌اند [و سرانجام سودی نیافته‌اند]///تلاش کرده و رنج دیده،///عمل [بیهوده‌] کرده و رنج [آخرت‌] برده‌اند///که تلاش کرده، رنج [بیهوده‌] برده‌اند.///[با آن که] تلاش کرده‌اند و رنج برده‌اند،///و همه کارشان رنج و مشقت است.///سختی دیده و محنت کشیده‌///آنها که پیوسته عمل کرده و خسته شده‌اند (و نتیجه‌ای عایدشان نشده است)،///کارکننده‌اند رنجبرنده‌///تلاش‌کننده‌ی رنج‌برنده‌اند؛ quran_en_fa The while they enter the Blazing Fire,- در آتشی سوزان درآیند.///در آتشی سوزان درآیند.///در آتش سوزان در افتند.///[ناچار] به آتشى سوزان در آیند/// [ناچار] در آتشى سوزان درآیند.///[اما] به آتشى سوزان درآیند.///به آتش فروزان دوزخ در آیند.///که به آتشی بس سوزان درآیند///و در آتش سوزان وارد می‌گردند؛///چشند آتشی سوزان‌///آتشی بس سوزان را شعله زنند؛ quran_en_fa The while they are given, to drink, of a boiling hot spring, آنان را از چشمه‌ای بسیار داغ می‌نوشانند؛///آنان را از چشمه‌ای بسیار داغ می‌نوشانند؛///از آن چشمه بسیار گرم آبشان دهند،///از چشمه‌اى داغ نوشانده شوند///از چشمه‌اى داغ نوشانیده شوند.///از چشمه‌اى جوشان نوشانده شوند.///از چشمه آب گرم جهنم آبشان نوشانند.///از چشمه‌ای گرم به آنان نوشانده شود///از چشمه‌ای بسیار داغ به آنان می‌نوشانند؛///نوشانیده شوند از چشمه جوشان‌///از چشمه‌ای داغ (و) جوشان لبریز، نوشانیده شوند؛ quran_en_fa No food will there be for them but a bitter Dhari' برای آنان طعامی جز خار خشک و زهرآگین وجود ندارد///برای آنان طعامی جز خار خشک و زهرآگین وجود ندارد///طعامى جز خار ندارند،///طعامى جز از خار تلخ ندارند///خوراکى جز خار خشک ندارند،///و خوراکى جز خار خشک و تلخ ندارند.///طعامی غیر ضریع دوزخ (که علفی بد طعم و بوست) غذای آنها نیست.///خوراکی غیر از خار خشک زهردار ندارند///غذائی جز از ضریع [= خار خشک تلخ و بدبو] ندارند؛///نیستشان خوراکی جز از خار///خوراکی جز آنچه به تضرعشان آورد ندارند؛ quran_en_fa Which will neither nourish nor satisfy hunger. که نه فربه می‌کند و نه از گرسنگی بی نیاز می‌نماید.///که نه فربه می‌کند و نه از گرسنگی بی نیاز می‌نماید.///که نه فربه مى‌کند و نه دفع گرسنگى.///که نه فربه کند و نه گرسنگى زداید/// [که‌] نه فربه کند، و نه گرسنگى را باز دارد.///که نه فربه کند و نه گرسنگى را از میان برد.///که آن طعام (هر چه خورند) نه فربه‌شان کند و نه سیرشان گرداند.///که نه فربه گرداند، و نه گرسنگی را چاره کند///غذایی که نه آنها را فربه می‌کند و نه از گرسنگی می‌رهاند!///نه فربه سازد و نه بی‌نیاز کند از گرسنگی‌///(خوراکی که) نه فربه کند و نه از گرسنگی بی‌‌نیاز کند؛ quran_en_fa (Other) faces that Day will be joyful, در آن روز چهره هایی شاداب و باطراوت اند///در آن روز چهره هایی شاداب و باطراوت اند///و در آن روز چهره‌هایى تازه باشند:///چهره‌هایى در آن روز شاداب و متنعمند///در آن روز، چهره‌هایى شادابند.///در چنین روزى چهره‌هایى خرم و شادابند.///جمعی دیگر رخسارشان شادمان و خندان است.///در چنین روز چهره‌هایی خرم باشند///چهره‌هایی در آن روز شاداب و باطراوتند،///رویهائی است در آن روز شاداب‌///در آن روزگاران چهره‌هایی شادابند؛ quran_en_fa Pleased with their striving,- از تلاش و کوشش خود خشنودند///از تلاش و کوشش خود خشنودند///از کار خویشتن خشنود،///از سعى خود خشنودند///از کوشش خود خشنودند.///از کوشش خود خشنودند.///از سعی و کوشش خود (در طاعت خدا) خشنودند.///از کوشش [پیشین‌] خود خشنود///و از سعی و تلاش خود خشنودند،///از کوشش خویشند خوشنود///برای کوشش خود خشنودند؛ quran_en_fa In a Garden on high, در بهشتی برین اند///در بهشتی برین اند///در بهشتى برین،///در بهشت برینند///در بهشت برین‌اند.///در بهشت برین [جاى دارند].///در بهشت بلند مرتبت مقام عالی یافته‌اند.///در بهشت برین‌///در بهشتی عالی جای دارند،///در بهشتی فرازنده‌///در بهشتی بالا و والایند؛ quran_en_fa Where they shall hear no (word) of vanity: در آنجا سخن لغو وبیهوده نشنوند///در آنجا سخن لغو وبیهوده نشنوند///که در آن سخن لغو نشنوى،///در آن بیهوده‌اى نشنوند///سخن بیهوده‌اى در آنجا نشنوند.///آنجا سخن بیهوده‌اى نشنوند.///و در آنجا هیچ سخن زشت و بیهوده نشنوند.///در آنجا لغوی نشنوند///که در آن هیچ سخن لغو و بیهوده‌ای نمی‌شنوند!///نشنوند در آن یاوه‌ای‌///سخن بیهوده‌ای در آنجا نشنوند؛ quran_en_fa Therein will be a bubbling spring: در آن چشمه‌ای روان است///در آن چشمه‌ای روان است///و در آن چشمه‌سارها روان باشد،///در آن چشمه‌اى روان است///در آن، چشمه‌اى روان باشد.///در آنجا چشمه‌اى جارى است.///در آن بهشت چشمه‌ها (ی آب زلال و گوارا) جاری است.///در آنجا چشمه‌ای روان باشد///در آن چشمه‌ای جاری است،///در آن است چشمه روان‌///در آن چشمه‌ای روان است؛ quran_en_fa Therein will be Thrones (of dignity), raised on high, [و] در آنجا تخت هایی بلند و با ارزش قرار دارد///[و] در آنجا تخت هایی بلند و با ارزش قرار دارد///و تختهایى بلندزده،///در آن جا تخت‌هایى است بلند///تختهایى بلند در آنجاست.///در آنجا تخت‌هایى است پرارج و برافراشته.///و هم آنجا تختهای عالی و کرسیهای بلند پایه نهاده‌اند.///در آنجا تختهایی است بالا بلند///در آن تختهای زیبای بلندی است،///در آن است تختهائی افراشته‌///در آن تخت‌هایی بلند است؛ quran_en_fa Goblets placed (ready), و [در کنار چشمه هایش] قدح‌ها نهاده شده است///و [در کنار چشمه هایش] قدح‌ها نهاده شده است///و سبوهایى نهاده،///و جام‌هایى [در کنار چشمه‌] نهاده///و قدحهایى نهاده شده.///و سبوهایى چیده شده،///و قدحهای بزرگ (بهترین شراب) گذاشته‌اند.///و کوزه‌هایی پیش نهاده‌///و قدحهایی (که در کنار این چشمه) نهاده،///و جامهائی نهاده‌///و قدح‌هایی بی‌دسته نهاده شده؛ quran_en_fa And cushions set in rows, و [دیگر از نعمت هایش] بالش هایی پهلوی هم چیده [برای تکیه زدن بهشتی‌ها] ست///و [دیگر از نعمت هایش] بالش هایی پهلوی هم چیده [برای تکیه زدن بهشتی‌ها] ست///و بالشهایى در کنار هم چیده،///و پشتى‌هایى به ردیف چیده شده///و بالشهایى پهلوى هم [چیده‌].///و بالش‌هایى ردیف شده،///و مسند و بالشهای لطیف مرتب داشته‌اند.///و بالشهایی ردیف شده‌///و بالشها و پشتیهای صف‌داده شده،///و بالشهائی چیده (صف آورده)///و نازبالش‌هایی پهلوی هم، چیده شده؛ quran_en_fa And rich carpets (all) spread out. و فرش هایی زربافت و گسترده [که روی آن می‌نشینند.]///و فرش هایی زربافت و گسترده [که روی آن می‌نشینند.]///و فرشهایى گسترده.///و فرش‌هایى فاخر گسترده است///و فرشهایى [زربفت‌] گسترده.///و فرش‌هایى گرانبها که گسترده شده است.///و فرشهای عالی گرانبها گسترده‌اند.///و فرشهای زرباف گسترده‌///و فرشهای فاخر گسترده!///و پرده‌های گسترده‌///و فرش‌‌هایی (زربفت)، پراکنده و گسترده. quran_en_fa Do they not look at the Camels, how they are made?- آیا با تأمل به شتر نمی‌نگرند که چگونه آفریده شده؟///آیا با تأمل به شتر نمی‌نگرند که چگونه آفریده شده؟///آیا به شتر نمى‌نگرند که چگونه آفریده شده؟///چرا شتر را نمى‌نگرند که چطور آفریده شده///آیا به شتر نمى‌نگرند که چگونه آفریده شده؟///پس آیا به شتر نمى‌نگرند که چگونه آفریده شده؟///آیا مردم در خلقت شتر نمی‌نگرند که چگونه (به انواع حکمت و منفعت برای بشر) خلق شده است؟///آیا در شتر نمی‌نگرند که چگونه [بدیع‌] آفریده شده است؟///آیا آنان به شتر نمی‌نگرند که چگونه آفریده شده است؟!///آیا ننگرند بسوی اشتر چگونه آفریده شد///آیا پس به شتر نمی‌نگرند، (که) چگونه آفریده شده‌؟ quran_en_fa And at the Sky, how it is raised high?- و به آسمان که چگونه بر افراشته شده؟///و به آسمان که چگونه بر افراشته شده؟///و به آسمان که چسانش برافراشته‌اند؟///و به آسمان که چگونه برافراشته شده///و به آسمان که چگونه برافراشته شده؟///و به آسمان که چگونه برافراشته شده؟///و در خلقت کاخ بلند آسمان فکر نمی‌کنند که چگونه آن را بر افراشته‌اند؟///و نیز به آسمان که چگونه برافراشته شده است‌///و به آسمان نگاه نمی‌کنند که چگونه برافراشته شده؟!///و بسوی آسمان چگونه افراشته شد///و سوی آسمان که چگونه برافراشته شده‌؟ quran_en_fa And at the Mountains, how they are fixed firm?- و به کوه‌ها که چگونه در جای خود نصب شده؟///و به کوه‌ها که چگونه در جای خود نصب شده؟///و به کوه‌ها که چگونه برکشیده‌اند؟///و به کوه‌ها که چسان میخ کوب شده‌اند///و به کوه‌ها که چگونه برپا داشته شده؟///و به کوه‌ها که چگونه برپا داشته شده؟///و کوهها را نمی‌بینند که چگونه بر زمین کوبیده‌اند؟///و نیز به کوهها که چگونه بر قرار گردیده است‌///و به کوه‌ها که چگونه در جای خود نصب گردیده!///و بسوی کوه‌ها چگونه نشانده شد///و سوی کوه‌ها که چگونه (بر زمین) نصب شده‌اند؟ quran_en_fa And at the Earth, how it is spread out? و به زمین که چگونه گسترده شده؟///و به زمین که چگونه گسترده شده؟///و به زمین که چسان گسترده شده؟///و به زمین که چگونه گسترده شده///و به زمین که چگونه گسترده شده است؟///و به زمین که چگونه گسترده شده است؟///و به زمین نظر نمی‌کنند که چگونه گسترده‌اند؟///و نیز به زمین که چگونه گسترده شده است‌///و به زمین که چگونه گسترده و هموار گشته است؟!///و بسوی زمین چگونه گسترده شد///و به زمین که چگونه گسترده شده‌؟ quran_en_fa Therefore do thou give admonition, for thou art one to admonish. پس تذکر ده که تو فقط تذکر دهنده‌ای؛///پس تذکر ده که تو فقط تذکر دهنده‌ای؛///پس پند ده، که تو پند دهنده‌اى هستى.///پس پند ده که تو تنها پند رسانى///پس تذکر ده که تو تنها تذکردهنده‌اى.///پس یادآورى کن که تو فقط یادآورى کننده‌اى.///پس خلق را (به حکمتهای الهی) متذکر ساز که وظیفه پیغمبری تو غیر از این نیست.///پس اندرز ده که همانا تو اندرزگویی‌///پس تذکر ده که تو فقط تذکر دهنده‌ای!///پس یادآوری کن جز این نیست توئی یادآورنده‌///پس یادآور باش که تو، تنها، یادآورنده‌ای (و) quran_en_fa Thou art not one to manage (men's) affairs. تو بر آنان مسلط نیستی [که به قبول ایمان مجبورشان کنی،]///تو بر آنان مسلط نیستی [که به قبول ایمان مجبورشان کنی،]///تو بر آنان فرمانروا نیستى.///تو بر کفار گماشته و مراقب نیستى///بر آنان تسلطى ندارى،///تو بر آنان تسلطى ندارى [که به ایمان آوردن مجبورشان کنى].///تو مسلط و توانا بر (تبدیل کفر و ایمان) آنها نیستی.///[و] بر آنان مسلط [و حکمفرما] نیستی‌///تو سلطه‌گر بر آنان نیستی که (بر ایمان) مجبورشان کنی،///نیستی بر ایشان فرمانده‌///بر آنان تسلطی نداری. quran_en_fa But if any turn away and reject Allah,- ولی کسی که [به دنبال تذکر پی در پی] روی گردانید و کفر ورزید.///ولی کسی که [به دنبال تذکر پی در پی] روی گردانید و کفر ورزید.///مگر آن کس که رویگردان شد و کفر ورزید،///مگر آنکس که پشت کند و کافر شود///مگر کسى که روى بگرداند و کفر ورزد،///ولى آن کس که روى گرداند و کفر ورزید،///جز آنکه هر کس (پس از تذکر) روی از حق بگرداند و کافر شود.///مگر کسی که روی برتابد و کفر پیشه کند///مگر کسی که پشت کند و کافر شود،///مگر آنکه روی برتافت و کفر ورزید///مگر کسی که روی گردانید و کفر ورزید. quran_en_fa Allah will punish him with a mighty Punishment, پس خدا او را به عذاب بزرگ‌تر عذاب خواهد کرد.///پس خدا او را به عذاب بزرگ‌تر عذاب خواهد کرد.///پس خدایش به عذاب بزرگ‌تر عذاب مى‌کند.///پس خدا او را به عذاب بزرگتر، عذاب مى‌کند///که خدا او را به آن عذاب بزرگتر عذاب کند.///پس خداوند او را به بزرگ‌ترین عذاب مجازات مى‌کند.///او را خدا به عذابی بزرگ (در دوزخ) معذب کند.///که خداوند او را به عذابی سهمگین، عذاب کند///که خداوند او را به عذاب بزرگ مجازات می‌کند!///که عذاب کندش خدا آن عذاب بزرگتر///پس خدا او را به بزرگ‌ترین عذاب تعذیب کند. quran_en_fa For to Us will be their return; قطعا بازگشت آنان به سوی ماست.///قطعا بازگشت آنان به سوی ماست.///هر آینه بازگشتشان به سوى ماست.///همانا بازگشتشان به سوى ماست///در حقیقت، بازگشت آنان به سوى ماست،///بازگشت آنان به سوى ماست.///البته باز گشت آنها به سوی ماست.///بی‌گمان بازگشت آنان به نزد ماست‌///به یقین بازگشت (همه) آنان به سوی ماست،///همانا بسوی ماست بازگشتشان‌///بی‌گمان بازگشت آنان تنها سوی ماست. quran_en_fa Then it will be for Us to call them to account. آن گاه بی تردید حسابشان بر عهده ماست.///آن گاه بی تردید حسابشان بر عهده ماست.///سپس حسابشان با ماست.///و آن‌گاه حسابشان با ماست///آنگاه حساب [خواستن از] آنان به عهده ماست.///سپس حسابشان [نیز] بر عهده‌ی ماست.///آن گاه حسابشان بر ما خواهد بود.///سپس حساب آنان با ماست‌///و مسلما حسابشان (نیز) با ماست!///سپس همانا بر ماست حسابشان‌///سپس حسابشان بی‌امان تنها بر ماست. quran_en_fa By the break of Day سوگند به سپیده دم///سوگند به سپیده دم///سوگند به سپیده صبح،///به سپیده دم سوگند///سوگند به سپیده‌دم،///سوگند به سپیده­دم!///قسم به صبحگاه (هنگامی که خدا جهان را به نور خورشید تابان روشن می‌سازد).///سوگند به سپیده دم‌///به سپیده دم سوگند،///سوگند به بامداد///سوگند به سپیده‌دم؛ quran_en_fa By the Nights twice five; و به شب‌های ده گانه///و به شب‌های ده گانه///و سوگند به شبهاى دهگانه،///و به شب‌هاى ده‌گانه///و به شبهاى دهگانه،///سوگند به شب‌هاى ده‌گانه!///و قسم به ده شب (اول ذیحجه که بندگان خدا به دعا و ذکر مشغولند).///و سوگند به شبهای ده‌گانه‌///و به شبهای دهگانه،///و شبهای ده‌گانه‌///و به شب‌هایی ده‌گانه (مانند ده شب اول ذیحجه)؛ quran_en_fa By the even and odd (contrasted); و به زوج و فرد///و به زوج و فرد///و سوگند به جفت و طاق،///و به زوج و فرد///و به جفت و تاق،///سوگند به زوج و فرد!///قسم به حق جفت (که کلیه موجودات عالم است) و به حق فرد (که ذات یکتای خداست).///و سوگند به زوج و فرد///و به زوج و فرد،///و جفت و تک‌///و به جفت و تاق [: آفریدگان و آفریدگار‌، همانند و بی‌مانند]. quran_en_fa And by the Night when it passeth away;- و به شب هنگامی که می‌گذرد.///و به شب هنگامی که می‌گذرد.///و سوگند به شب چون روى به رفتن نهد.///و به شب سوگند، آنگاه که برود///و به شب، وقتى سپرى شود.///به شب سوگند آن‌گاه که سپرى شود!///و قسم به شب تار هنگامی که برود.///و سوگند به شب چون سرآید///و به شب، هنگامی که (به سوی روشنایی روز) حرکت می‌کند سوگند (که پروردگارت در کمین ظالمان است)!///و به شب گاهی که برود///و به شب، هنگامی که سیر می‌کند. quran_en_fa Is there (not) in these an adjuration (or evidence) for those who understand? آیا در آنچه گفته شد، سوگندی برای خردمند هست؟///آیا در آنچه گفته شد، سوگندی برای خردمند هست؟///آیا خردمند را این سوگندها کافى است؟///آیا در آن براى خردمند سوگندى هست///آیا در این، براى خردمند [نیاز به‌] سوگندى [دیگر] است؟///آیا در این [سوگندها]، براى خردمند، سوگندى مهم نیست؟///آیا در این امور که (قسم به آنها یاد شد) نزد اهل خرد لیاقت سوگند نیست؟///آیا در اینها خردمندان را سوگندی سزاوار است؟///آیا در آنچه گفته شد، سوگند مهمی برای صاحبان خرد نیست؟!///آیا هست در این سوگندی برای خردمند///آیا در این، برای خردمندی خویشتن‌دار (نیاز به) سوگندی است‌؟ quran_en_fa Seest thou not how thy Lord dealt with the 'Ad (people),- آیا ندانسته‌ای که پروردگارت با قوم عاد چه کرد؟///آیا ندانسته‌ای که پروردگارت با قوم عاد چه کرد؟///آیا ندیده‌اى که پروردگار تو با قوم عاد چه کرد؟///آیا ندیدى پروردگارت با قوم عاد چه کرد///مگر ندانسته‌اى که پروردگارت با عاد چه کرد؟///آیا ندیدى که پروردگارت با قوم عاد چه کرد؟///آیا ندیدی که خدای تو با عاد (قوم هود) چه کرد؟///آیا نیندیشیده‌ای که پروردگارت در حق [قوم و سرزمین‌] عاد چگونه عمل کرد؟///آیا ندیدی پروردگارت با قوم «عاد» چه کرد؟!///آیا ندیدی چه کرد پروردگار تو به عاد///مگر ندیدی که پروردگارت با عادیان (نخستین) چه کرد؟ quran_en_fa Of the (city of) Iram, with lofty pillars, و [با آن شهر] ارم که دارای کاخ‌های باعظمت و ساختمان‌های بلند بود؟///و [با آن شهر] ارم که دارای کاخ‌های باعظمت و ساختمان‌های بلند بود؟///با ارم که ستونها داشت؟///با ارم که داراى کاخ‌ها و ستون‌ها بود///با عمارات ستون‌دار ارم،///[ساکنان شهر] ارم، که داراى قصرهاى بلند و بناهاى ستون‌دار بود.///و نیز به اهل شهر ارم (یا قوم ارم) که صاحب قدرت و عظمت بودند چگونه کیفر داد؟///که ارم ستون‌دار داشت‌///و با آن شهر «ارم» باعظمت،///ارم دارای ستون‌///(با) عمارات ستون‌دار ارم. quran_en_fa The like of which were not produced in (all) the land? همان که مانندش در شهرها ساخته نشده بود؟///همان که مانندش در شهرها ساخته نشده بود؟///و همانند آن در هیچ شهرى آفریده نشده بود.///که نظیرش در بلاد دیگر ساخته نشده بود///که مانندش در شهرها ساخته نشده بود؟///[بناهایى] که مانندش در دیگر شهرها ساخته نشده بود.///در صورتی که مانند آن شهری (در استحکام و بزرگی و تنعم) در بلاد عالم ساخته نشده بود.///همان که مانندش در [هیچ‌یک از] شهرها ساخته نشده بود///همان شهری که مانندش در شهرها آفریده نشده بود!///آنی که آفریده نشد مانندش در شهرها///آن که مانندش در شهرها ساخته نشده‌؟ quran_en_fa And with the Thamud (people), who cut out (huge) rocks in the valley?- و با قوم ثمود آنان که در آن وادی [برای ساختن بناهای استوار و محکم] تخته سنگ‌ها را می‌بریدند؟///و با قوم ثمود آنان که در آن وادی [برای ساختن بناهای استوار و محکم] تخته سنگ‌ها را می‌بریدند؟///و قوم ثمود که در آن وادى سنگ را مى‌بریدند،///و با قوم ثمود که در آن وادى سنگ را مى‌بریدند///و با ثمود، همانان که در دره، تخته‌سنگها را مى‌بریدند؟///و با قوم ثمود که در وادى [میان عمان و حضرموت]، تخته‌سنگ‌ها را [براى ساختن خانه] مى‌بریدند.///و نیز به قوم ثمود که در دل آن وادی سنگ را شکافته و کاخها بر خود از سنگ می‌ساختند چه کیفر سخت داد؟///و نیز قوم ثمود که در وادی‌القری، [خانه از] سنگ می‌بریدند [و می‌تراشیدند]///و قوم «ثمود» که صخره‌های عظیم را از (کنار) دره می‌بریدند (و از آن خانه و کاخ می‌ساختند)!///و ثمودی که بریدند سنگ را به دره‌///و (با) ثمودیان، همانان که در گودی، تخته‌سنگ‌ها را بریدند؟ quran_en_fa And with Pharaoh, lord of stakes? و با فرعون نیرومند که دارای میخ‌های شکنجه بود؟///و با فرعون نیرومند که دارای میخ‌های شکنجه بود؟///و قوم فرعون آن دارنده میخها،///و با فرعون صاحب میخ‌ها [ى شکنجه‌]///و با فرعون، صاحب خرگاه‌ها [و بناهاى بلند]؟///و [با] فرعون قدرتمند و داراى میخ‌ها؟ [که به چهار میخ مى‌کشید و شکنجه مى‌کرد.]///و نیز فرعون (و فرعونیان) را که صاحب قدرت و سپاه بسیار بود (چگونه به دریای هلاک غرق نمود).///و فرعون صاحب سپاه‌///و فرعونی که قدرتمند و شکنجه‌گر بود،///و فرعون دارنده ستونها (یا میخها)///و (با) فرعون، صاحب (خرگاه‌ها و کاخ‌ها و) میخ‌های بلند. quran_en_fa (All) these transgressed beyond bounds in the lands, همانان که در شهرها، طغیان وسرکشی کردند؟///همانان که در شهرها، طغیان وسرکشی کردند؟///آنها در بلاد طغیان کردند،///همان‌ها که در شهرها طغیان کردند///همانان که در شهرها سر به طغیان برداشتند،///آنها که در شهرها طغیان کردند.///آنان که در روی زمین ظلم و طغیان کردند.///کسانی که در شهرها سر به طغیان برداشته بودند///همان اقوامی که در شهرها طغیان کردند،///آنان که سرکشی کردند در شهرها///همانان که در شهرها به طغیان سر برافراشتند. quran_en_fa And heaped therein mischief (on mischief). و در آنها فساد وتباه کاری فراوانی به بار آوردند؟///و در آنها فساد وتباه کاری فراوانی به بار آوردند؟///و در آنها به فساد در افزودند.///و در آنها فساد را به اوج رساندند///و در آنها بسیار تبهکارى کردند.///و در آن، فساد و تباهى افزودند.///و بسیار فساد و فتنه انگیختند.///و در آنجا چه بسیار فتنه و فساد می‌کردند///و فساد فراوان در آنها به بار آوردند؛///پس فراوان کردند در آنها تبهکاری را///پس در آنها بسی فساد کردند. quran_en_fa Therefore did thy Lord pour on them a scourge of diverse chastisements: پس پروردگارت تازیانه عذاب‌های گوناگون را بر آنان فرو ریخت.///پس پروردگارت تازیانه عذاب‌های گوناگون را بر آنان فرو ریخت.///و پروردگار تو تازیانه عذاب را بر سرشان فرود آورد.///پس پروردگارت تازیانه عذاب را بر سرشان کوفت/// [تا آنکه‌] پروردگارت بر سر آنان تازیانه عذاب را فرونواخت،///پس پروردگارت تازیانه‌ی عذاب بر آنان فرود آورد.///تا آنکه خدای تو بر آنها تازیانه عذاب پی در پی فرستاد.///و سرانجام پروردگارت تازیانه عذاب را بر سر آنان کشید///به همین سبب خداوند تازیانه عذاب را بر آنان فرو ریخت!///پس بریخت بر آنان پروردگار تو تازیانه عذاب‌///پس پروردگارت بر (سروسامان) ‌شان تازیانه‌ی عذابی فرو نواخت. quran_en_fa For thy Lord is (as a Guardian) on a watch-tower. بی تردید پروردگارت در کمین گاه است؛///بی تردید پروردگارت در کمین گاه است؛///زیرا پروردگارت به کمینگاه است.///به تحقیق پروردگار تو البته در کمین است///زیرا پروردگار تو سخت در کمین است.///همانا پروردگارت در کمین‌گاه است.///خدای تو البته در کمینگاه (ستمکاران) است.///بی‌گمان پروردگارت در کمینگاه است‌///به یقین پروردگار تو در کمینگاه (ستمگران) است!///همانا پروردگار تو است در کمینگاه‌///بی‌گمان پروردگارت بی‌امان در کمین (آنان) است. quran_en_fa Now, as for man, when his Lord trieth him, giving him honour and gifts, then saith he, (puffed up), "My Lord hath honoured me." اما انسان، هنگامی که پروردگارش او را بیازماید و گرامی داردش و نعمتش بخشد، می‌گوید: پروردگارم [چون شایسته و سزاوار بودم] مرا گرامی داشت،///اما انسان، هنگامی که پروردگارش او را بیازماید و گرامی داردش و نعمتش بخشد، می‌گوید: پروردگارم [چون شایسته و سزاوار بودم] مرا گرامی داشت،///اما آدمى، چون پروردگارش بیازماید و گرامى‌اش دارد و نعمتش دهد، مى‌گوید: پروردگار من مرا گرامى داشت.///اما آدمى را چون پروردگارش بیازماید و او را گرامى داشته نعمتش دهد گوید: خدایم مرا گرامى داشت///اما انسان، هنگامى که پروردگارش وى را مى‌آزماید، و عزیزش مى‌دارد و نعمت فراوان به او مى‌دهد، مى‌گوید: «پروردگارم مرا گرامى داشته است.»///اما انسان، هرگاه پروردگارش او را بیازماید و گرامیش دارد و نعمتش دهد، مى‌گوید: «پروردگارم مرا گرامى داشته است.»///اما انسان (کم ظرف ضعیف بی صبر) چون خدا او را برای آزمایش و امتحان کرامت و نعمتی بخشد در آن حال (مغرور ناز و نعمت شود و) گوید: خدا مرا عزیز و گرامی داشت.///اما انسان چون پروردگارش او را بیازماید و او را گرامی دارد و به او نعمت بخشد، [شاد و مغرور شود و] گوید پروردگارم مرا گرامی داشت‌///اما انسان هنگامی که پروردگارش او را برای آزمایش، اکرام می‌کند و نعمت می‌بخشد (مغرور می‌شود و) می‌گوید: «پروردگارم مرا گرامی داشته است!»///اما انسان هر گاه بیازمایدش پروردگارش پس گرامیش دارد و نعمتش دهد گوید پروردگارم گرامیم داشت‌///پس اما انسان، هنگامی که پروردگارش وی را بیازماید و گرامیش بدارد، و نعمت به او دهد، گوید: «پروردگارم مرا گرامی داشته است.» quran_en_fa But when He trieth him, restricting his subsistence for him, then saith he (in despair), "My Lord hath humiliated me!" و اما چون او را بیازماید، پس روزی اش را بر او تنگ گیرد، گوید: پروردگارم مرا خوار و زبون کرد.///و اما چون او را بیازماید، پس روزی اش را بر او تنگ گیرد، گوید: پروردگارم مرا خوار و زبون کرد.///و چون بیازمایدش و رزق بر او تنگ گیرد، مى‌گوید: پروردگار من مرا خوار ساخت.///و اما چون او را بیازماید و روزیش را تنگ سازد پس گوید: پروردگارم مرا خوار کرد///و اما چون وى را مى‌آزماید و روزى‌اش را بر او تنگ مى‌گرداند، مى‌گوید: «پروردگارم مرا خوار کرده است.»///ولى هرگاه او را بیازماید و روزى او را تنگ سازد، مى‌گوید: «پروردگارم مرا خوار کرده است.»///و چون او را باز برای آزمودن تنگ روزی کند (دلتنگ و غمین شود و) گوید: خدا مرا خوار گردانید.///و اما چون او را [به بلا و محنت‌] بیازماید و روزی او را بر او تنگ گیرد، [بی‌صبری و ناسپاسی کند و] گوید پروردگارم مرا خوار داشت‌///و اما هنگامی که برای امتحان، روزیش را بر او تنگ می‌گیرد (مأیوس می‌شود و) می‌گوید: «پروردگارم مرا خوار کرده است!»///و اما هر گاه بیازمایدش پس تنگ گیرد بر او روزیش را گوید پروردگارم خوارم ساخت‌///و اما هنگامی که بیازمایدش، پس روزی‌اش را بر او تنگ گرداند، گوید: «پروردگارم به من اهانت کرده است.» quran_en_fa Nay, nay! but ye honour not the orphans! این چنین نیست که می‌پندارید، بلکه [زبونی، خواری و دور شدن شما از رحمت خدا برای این است که] یتیم را گرامی نمی‌دارید///این چنین نیست که می‌پندارید، بلکه [زبونی، خواری و دور شدن شما از رحمت خدا برای این است که] یتیم را گرامی نمی‌دارید///نه چنان است. شما یتیم را گرامى نمى‌دارید،///چنین نیست [که خیال مى‌کنید] بلکه شما یتیمان را گرامى نمى‌دارید///ولى نه، بلکه یتیم را نمى‌نوازید؛///چنین نیست! بلکه [خوارى شما براى این است که‌] یتیم را گرامى نمى‌دارید.///چنین نیست بلکه (به گناه بخل و طمع خوار شوید چون) هرگز یتیم نوازی نکنید.///چنین نیست، بلکه یتیم را نمی‌نوازید///چنان نیست که شما می‌پندارید؛ شما یتیمان را گرامی نمی‌دارید،///نه چنین است بلکه گرامی ندارید یتیم را///هرگز نه (چنین و نه چنان است)! بلکه یتیم را گرامی نمی‌دارید؛ quran_en_fa Nor do ye encourage one another to feed the poor!- و یکدیگر را بر طعام دادن به مستمند تشویق نمی‌کنید///و یکدیگر را بر طعام دادن به مستمند تشویق نمی‌کنید///و یکدیگر را به اطعام مسکین ترغیب نمى‌کنید،///و یکدیگر را بر اطعام بینوایان ترغیب نمى‌کنید///و بر خوراک‌ [دادن‌] بینوا همدیگر را بر نمى‌انگیزید؛///و یکدیگر را بر غذا دادن به بینوا تشویق نمى‌کنید.///و فقیر را بر سفره طعام خود به میل و رغبت ننشانید.///و بر اطعام بینوا ترغیب نمی‌کنید///و یکدیگر را بر اطعام مستمندان تشویق نمی‌کنید،///و ترغیب نکنید بر خورانیدن بینوا///و بر خوراک (دادن به) بینوا (همدیگر را) برنمی‌انگیزید؛ quran_en_fa And ye devour inheritance - all with greed, و میراث خود را [با میراث دیگران بی توجه به حلال وحرام بودنش] یک جا و کامل می‌خورید///و میراث خود را [با میراث دیگران بی توجه به حلال وحرام بودنش] یک جا و کامل می‌خورید///و میراث را حریصانه مى‌خورید،///و میراث [ضعیفان‌] را یکجا مى‌خورید///و میراث [ضعیفان‌] را چپاولگرانه مى‌خورید؛///و میراث را [حق و ناحق] یک‌جا مى‌خورید.///و مال ارث را به تمامی می‌خورید (و مراعات حق وارثان ضعیف مانند زنان و دختران و صغیران را نمی‌کنید).///و میراث را [به حق و ناحق‌] یکسره می‌خورید///و میراث را (از راه مشروع و نامشروع) جمع کرده می‌خورید،///و خورید میراث را خوردنی گوارا (یا انبوه)///و میراث را چپاول‌گرانه می‌خورید؛ quran_en_fa And ye love wealth with inordinate love! وثروت را بسیار دوست دارید.///وثروت را بسیار دوست دارید.///و مال را فراوان دوست دارید.///و مال را بسیار دوست مى‌دارید [در حد دلباختگى‌]///و مال را دوست دارید، دوست داشتنى بسیار.///و مال را بسیار دوست دارید.///و سخت فریفته و مایل به مال دنیا می‌باشید (و به ثواب آخرت هیچ نمی‌پردازید).///و مال را چه بسیار دوست می‌دارید///و مال و ثروت را بسیار دوست دارید (و بخاطر آن گناهان زیادی مرتکب می‌شوید)!///و دوست دارید مال را دوستی فراوان‌///و مال را دوست می‌دارید، دوست‌داشتنی بسیار. quran_en_fa Nay! When the earth is pounded to powder, این چنین نیست که می‌پندارید، هنگامی که زمین را به شدت درهم کوبند///این چنین نیست که می‌پندارید، هنگامی که زمین را به شدت درهم کوبند///آرى، چون زمین شکسته شود و شکسته شود،///چه خیال مى‌کنید، وقتى که زمین درهم شکست و به سختى متلاشى گردید///نه چنان است، آنگاه که زمین، سخت در هم کوبیده شود،///چنین نیست [که مى‌پندارید، بلکه] آن‌گاه که زمین به شدت در هم کوبیده شود.///چنین نیستت (که دنیا طلبان پندارند روز قیامتی نیست) روزی کهه (از زلزله پی در پی) زمین به کلی خرد و متلاشی شود.///چنین نیست، آنگاه که زمین پخش و پراکنده شود///چنان نیست که آنها می‌پندارند! در آن هنگام که زمین سخت در هم کوبیده شود،///نه چنین است هر گاه کوبیده شود زمین کوبیدنی کوبیدنی‌///هرگز (نه چنان است)! آن‌گاه که زمین، در هم کوبیده شود کوبیده شدنی، quran_en_fa And thy Lord cometh, and His angels, rank upon rank, و [فرمان] پروردگارت برسد، وفرشتگان صف اندر صف حاضر شوند،///و [فرمان] پروردگارت برسد، وفرشتگان صف اندر صف حاضر شوند،///و امر پروردگار تو فرا رسد و فرشتگان صف در صف،///و [فرمان‌] پروردگارت فرا رسید و فرشتگان صف در صف حاضر شدند///و [فرمان‌] پروردگارت و فرشته‌ [ها] صف‌درصف آیند،///و [فرمان‌] پروردگارت فرارسد و فرشتگان صف در صف حاضر شوند،///و (آن هنگام امر) خدا و فرشتگان صف در صف به عرصه محشر آیند.///و امر پروردگارت فرارسد و فرشتگان صف در صف آیند///و فرمان پروردگارت فرا رسد و فرشتگان صف در صف حاضر شوند،///و بیاید پروردگار تو با فرشتگان صفی صفی‌///و پروردگارت با فرشتگان (کارگزار) صف‌اندرصف آیند، quran_en_fa And Hell, that Day, is brought (face to face),- on that Day will man remember, but how will that remembrance profit him? در آن روز دوزخ را بیاورند، در آن روز انسان متذکر شود و کجا این تذکر برای او سودمند افتد؟!///در آن روز دوزخ را بیاورند، در آن روز انسان متذکر شود و کجا این تذکر برای او سودمند افتد؟!///و در آن روز جهنم را حاضر آرند، آدمى پند گیرد. و چه جاى پند گرفتن باشد؟///و در آن روز جهنم را حاضر کنند، آن زمان است که انسان بیدار شود، اما از این بیدارى او را چه سود؟///و جهنم را در آن روز [حاضر] آورند، آن روز است که انسان پند گیرد؛ و [لى‌] کجا او را جاى پندگرفتن باشد؟///در آن روز دوزخ را بیاورند. آن روز انسان یادآور شود؛ ولى این یادآوری چه سودى برایش دارد؟///و آن روز جهنم را (پدید) بیاورند، همان روز آدمی متذکر کار خود گردد، و آن تذکر چه سود به حال او بخشد؟///و در چنین روز جهنم را به میان آورند، در چنین روز انسان پندگیرد و او را چه جای پند گرفتن است‌///و در آن روز جهنم را حاضر می‌کنند؛ (آری) در آن روز انسان متذکر می‌شود؛ اما این تذکر چه سودی برای او دارد؟!///و آورده شود آن روز دوزخ در آن روز یادآور شود انسان و کجاستش یادآوری‌///و جهنم در آن هنگام (هنگامه) آورده شود، آن روز است که انسان (حق را) به خوبی یاد آورد. و کجا و کی برایش جای یادواره است؟ quran_en_fa He will say: "Ah! Would that I had sent forth (good deeds) for (this) my (Future) Life!" می‌گوید: ای کاش برای این زندگی ام [عبادت خالصانه و کار نیک] پیش فرستاده بودم.///می‌گوید: ای کاش برای این زندگی ام [عبادت خالصانه و کار نیک] پیش فرستاده بودم.///مى‌گوید: اى کاش زنده‌گشتن خویش را پیشاپیش چیزى مى‌فرستادم.///گوید: اى کاش براى این زندگى‌ام چیزى فرستاده بودم///گوید: «کاش براى زندگانى خود [چیزى‌] پیش فرستاده بودم.»///مى‌گوید: «اى کاش براى زندگى [امروز توشه‌اى] از پیش فرستاده بودم.»///(با حسرت و ندامت) گوید: ای کاش برای زندگانی ابدی امروزم کار خیری انجام می‌دادم.///[از سر حسرت‌] گوید کاش من برای این زندگانی [اخروی‌] ام پیش اندیشی کرده بودم‌///می‌گوید: «ای کاش برای (این) زندگیم چیزی از پیش فرستاده بودم!»///گوید کاش پیش می‌فرستادم برای زندگانی خویش‌///گوید: «کاش برای زندگانی (اصلی) خود (چیزی) پیش فرستاده بودم‌.» quran_en_fa For, that Day, His Chastisement will be such as none (else) can inflict, پس در آن روز هیچ کس چون عذاب کردن او عذاب نکند،///پس در آن روز هیچ کس چون عذاب کردن او عذاب نکند،///در آن روز کسى چون عذاب او عذاب نکند،///پس در آن روز هیچ کس مانند عذاب کردن او عذاب نمى‌کند///پس در آن روز هیچ کس چون عذاب‌کردن او، عذاب نکند.///پس در آن روز [عذاب خدا چنان است که] هیچ‌کس [دشمن خود را] مانند آن عذاب نکند.///و آن روز به مانند عذاب خدا هیچ کس عذاب نکند.///پس در چنین روز هیچ کس چون عذاب او [خداوند]، عذاب نکند///در آن روز هیچ کس همانند او [= خدا] عذاب نمی‌کند،///پس در آن روز عذاب نشود چون عذاب او کسی‌///پس در این هنگام (و هنگامه) هیچ کس همچون عذاب کردن او، عذاب نکند. quran_en_fa And His bonds will be such as none (other) can bind. و هیچ کس چون به بند کشیدن او به بند نکشد.///و هیچ کس چون به بند کشیدن او به بند نکشد.///و همانند زنجیر او به زنجیر نکشد.///و هیچ کس مانند بند کشیدن او به بند نمى‌کشد///و هیچ کس چون دربندکشیدن او، دربند نکشد.///و هیچ‌کس چون به بند کشیدن او، در بند نکشد.///و به مانند به بند هلاک کشیدن او هیچ کس به بند نکشد.///و هیچ کس چون بند نهادن او، بند ننهد///و هیچ کس همچون او کسی را به بند نمی‌کشد!///و بسته نشود چون بستن او کسی‌///و هیچ‌کس (هم) چون در بند کشیدن او، در بند نکشد. quran_en_fa (To the righteous soul will be said:) "O (thou) soul, in (complete) rest and satisfaction! ای جان آرام گرفته و اطمینان یافته!///ای جان آرام گرفته و اطمینان یافته!///اى روح آرامش یافته،///تو اى جان آرام یافته، به اطمینان رسیده///اى نفس مطمئنه،///هان اى جان آرام یافته!///(آن هنگام به اهل ایمان خطاب لطف رسد که) ای نفس (قدسی) مطمئن و دل آرام.///هان ای نفس مطمئنه‌///تو ای روح آرام‌یافته!///ای روان آسوده (یا ای نفس آرمیده)///هان ای نفس مطمئنه‌ [: آرمیده] ‌! quran_en_fa "Come back thou to thy Lord,- well pleased (thyself), and well-pleasing unto Him! به سوی پروردگارت در حالی که از او خشنودی و او هم از تو خشنود است، باز گرد.///به سوی پروردگارت در حالی که از او خشنودی و او هم از تو خشنود است، باز گرد.///خشنود و پسندیده به سوى پروردگارت باز گرد،///به سوى پروردگارت بازگرد که تو از او خشنود و او از تو خشنود است///خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد،///به سوى پروردگارت بازگرد، که تو از او خشنود و او از تو راضى است.///به حضور پروردگارت باز آی که تو خشنود به (نعمتهای ابدی) او و او راضی از توست.///به سوی پروردگارت که تو از او خشنودی و او از تو خشنود است، باز گرد///به سوی پروردگارت بازگرد در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است،///بازگرد بسوی پروردگار خویش خشنود خشنودشده‌///خشنود (از خدا) و خوشایند سوی پروردگارت باز گرد. quran_en_fa "Enter thou, then, among My devotees! پس در میان بندگانم درآی///پس در میان بندگانم درآی///و در زمره بندگان من داخل شو،///پس به جمع بندگانم در آى///و در میان بندگان من درآى،///پس در میان بندگان من در آى!///باز آی و در صف بندگان خاص من در آی.///و در زمره بندگان من درآی‌///پس در سلک بندگانم درآی،///پس درآی در بندگانم‌///پس در میان بندگان ویژه‌‌ام در آی‌، quran_en_fa "Yea, enter thou My Heaven! و در بهشتم وارد شو.///و در بهشتم وارد شو.///و به بهشت من درآى.///و در بهشت من داخل شو///و در بهشت من داخل شو.///و به بهشت من وارد شو!///و در بهشت من داخل شو.///و به بهشت من وارد شو///و در بهشتم وارد شو!///و درآی در بهشتم‌///و در بهشت ویژه‌‌ام داخل شو. quran_en_fa I do call to witness this City;- قسم می‌خورم به این شهر،///قسم می‌خورم به این شهر،///قسم به این شهر.///سوگند به این شهر [مکه‌]///سوگند به این شهر،///به این شهر [مکه] سوگند می‌خورم.///نه، سوگند به این بلد (مکه معظم و مسجد کعبه محترم).///سوگند به این شهر می‌خورم‌///قسم به این شهر مقدس [= مکه‌]،///سوگند نیارم بدین شهر///به این شهر [: مکه] سوگند نمی‌خورم. quran_en_fa And thou art a freeman of this City;- در حالی که تو در آن جای داری///در حالی که تو در آن جای داری///و تو در این شهر سکنا گرفته‌اى.///شهرى که تو ساکن آن هستى///و حال آنکه تو در این شهر جاى دارى؛///در حالى که تو در این شهر ساکن هستى.///و حال آنکه تو (ای رسول گرامی) در این بلد منزل داری.///و تو [یکچند] در این شهر [حکمروای مطلق و] دست گشاده‌ای‌///شهری که تو در آن ساکنی،///و توئی جای گزین در این شهر///حال آنکه تو در این شهر جای داری، یا حرمتت در آن هتک شده. quran_en_fa And (the mystic ties of) parent and child;- و سوگند به پدر و آنچه زاده است؛///و سوگند به پدر و آنچه زاده است؛///و قسم به پدر و فرزندانى که پدید آورد،///و قسم به پدر [ابراهیم‌]، و فرزندى که آورد///سوگند به پدرى [چنان‌] و آن کسى را که به وجود آورد؛///سوگند به پدر و فرزندى که پدید آورد.///و قسم به پدر (بزرگوار انسان، آدم صفی) و فرزندان (خدا پرست) او.///و سوگند به پدر و فرزندی که پدید آورده است‌///و قسم به پدر و فرزندش [= ابراهیم خلیل و فرزندش اسماعیل ذبیح‌]،///و پدری و آنچه فرزند نهاد///سوگند (م) به پدری (هم‌چون محمد) است‌. و (نیز) آن (فرزندانی) که تولید کرده‌. quran_en_fa Verily We have created man into toil and struggle. همانا ما انسان را در رنج و زحمت آفریدیم.///همانا ما انسان را در رنج و زحمت آفریدیم.///که آدمى را در رنج و محنت بیافریده‌ایم،///که ما انسان را در رنج آفریدیم///براستى که انسان را در رنج آفریده‌ایم.///که بی‌گمان ما انسان را در رنج و زحمت آفریدیم.///که ما انسان را به حقیقت در رنج و مشقت آفریدیم (و به بلا و محنتش آزمودیم).///به راستی انسان را در رنج و محنت کشیدن آفریده‌ایم‌///که ما انسان را در رنج آفریدیم (و زندگی او پر از رنجهاست)!///که آفریدیم انسان را در رنج‌///به‌راستی انسان را در (ژرفای) سختی (اش) به‌درستی آفریدیم‌؟ quran_en_fa Thinketh he, that none hath power over him? آیا گمان می‌کند که هرگز کسی بر او دست نیابد؟!///آیا گمان می‌کند که هرگز کسی بر او دست نیابد؟!///آیا مى‌پندارد که کس بر او چیره نگردد؟///آیا مى‌پندارد که هیچ کس نمى‌تواند بر او دست یابد///آیا پندارد که هیچ کس هرگز بر او دست نتواند یافت؟///آیا مى‌پندارد که هرگز کسى بر او دست نمی‌یابد؟///آیا انسان پندارد که هیچ کس بر او توانایی ندارد؟///آیا می‌پندارد که هرگز کسی بر او دست ندارد؟///آیا او گمان می‌کند که هیچ کس نمی‌تواند بر او دست یابد؟!///آیا پندارد که توانائی ندارد هرگز بر او کسی‌///آیا پندارد (که) هیچ کس هرگز بر او دست نتواند یافت‌؟ quran_en_fa He may say (boastfully); Wealth have I squandered in abundance! می‌گوید: ثروت فراوانی را [برای مبارزه با پیامبر و اسلام] تباه کرده‌ام!///می‌گوید: ثروت فراوانی را [برای مبارزه با پیامبر و اسلام] تباه کرده‌ام!///مى‌گوید: مالى فراوان را تباه کردم.///مى‌گوید: مال انبوهى را نابود کردم///گوید: «مال فراوانى تباه کردم.»///[با زیاد شمردن انفاق خود] مى‌گوید: «مال فراوانى را تباه کردم!»///می‌گوید: من مال بسیاری تلف کردم.///گوید مالی فراوان [در راه مبارزه با پیامبر] بر باد دادم‌///می‌گوید: «مال زیادی را (در کارهای خیر) نابود کرده‌ام!»///گوید تباه کردم مالی انبوه را///گوید: «مالی انباشته را تباه کردم.» quran_en_fa Thinketh he that none beholdeth him? آیا گمان می‌کند که هیچ کس او را ندیده است [که همه اعمال و کردارش را ثبت کند؟]///آیا گمان می‌کند که هیچ کس او را ندیده است [که همه اعمال و کردارش را ثبت کند؟]///آیا مى‌پندارد که کسى او را ندیده است؟///آیا مى‌پندارد کسى او را ندیده///آیا پندارد که هیچ کس او را ندیده است؟///آیا مى‌پندارد که هیچ کس او را ندیده است؟ [که اعمال و کردارش را ثبت کند؟]///آیا پندارد احدی او را ندیده (و افکار و اعمال بدش را ندانسته و ریا و نفاقش را نمی‌داند).///آیا می‌پندارد که هیچ کس [کار و بار] او را ندیده است؟///آیا (انسان) گمان می‌کند هیچ کس او را ندیده (که عمل خیری انجام نداده) است؟!///آیا پندارد که ندیدش کسی‌///آیا پندارد که هیچ کس او را ندیده است‌؟ quran_en_fa Have We not made for him a pair of eyes?- آیا برای او دو چشم قرار ندادیم؟///آیا برای او دو چشم قرار ندادیم؟///آیا براى او دو چشم نیافریده‌ایم؟///آیا براى او دو چشم نساختیم///آیا دو چشمش نداده‌ایم؟///آیا براى او دو چشم قرار ندادیم؟///آیا ما به او دو چشم عطا نکردیم؟///آیا برای او دو چشم نیافریده‌ایم؟///آیا برای او دو چشم قرار ندادیم،///آیا ننهادیم برایش دیدگانی‌///آیا برایش دو چشم ننهادیم، quran_en_fa And a tongue, and a pair of lips?- و یک زبان و دو لب؟///و یک زبان و دو لب؟///و یک زبان و دو لب؟///و یک زبان و دو لب///و زبانى و دو لب.///و یک زبان و دو لب؟///و زبان و دو لب به او ندادیم؟///و زبانی و دو لب‌///و یک زبان و دو لب؟!///و زبانی و لبانی‌///و زبانی و دو لب؟ quran_en_fa And shown him the two highways? و او را به راه خیر و شر هدایت نکردیم [تا راه خیر را بگزیند و راه شر را واگذارد؟]///و او را به راه خیر و شر هدایت نکردیم [تا راه خیر را بگزیند و راه شر را واگذارد؟]///و دو راه پیش پایش ننهادیم؟///و او را به دو راه مشخص ره نمودیم///و هر دو راه [خیر و شر] را بدو نمودیم.///و دو راه [خیر و شر] را به او نمایاندیم.///و راه خیر و شر را به او ننمودیم؟///و او را بر سر [هر یک از] دو راه [خیر و شر] نیاورده‌ایم؟///و او را به راه خیر و شر هدایت کردیم!///و رهبریش کردیم بدان دو پشته‌///و هر دو راه (خیر و شر) را در بلندای نمایانشان بدو ننمودیم؟ quran_en_fa But he hath made no haste on the path that is steep. پس شتابان و با شدت به آن گردنه سخت وارد نشد؛///پس شتابان و با شدت به آن گردنه سخت وارد نشد؛///و او در آن گذرگاه سخت قدم ننهاد.///ولى او از آن گردنه بالا نرفت///و [لى‌] نخواست از گردنه [عاقبت‌نگرى‌] بالا رود!///اما او در آن گردنه‌ی سخت قدم نگذاشت.///باز هم به عقبه (تکلیف) تن در نداد.///ولی خود در پی عقبه نبود///ولی او از آن گردنه مهم نگذشت!///پس برنیامد (یا نگذشت) بر آن پشته‌///پس هرگز نخواست از گردنه‌ (ی عاقبت‌نگر) با کوشش و کاوش بالا رود. quran_en_fa And what will explain to thee the path that is steep?- و تو چه می‌دانی آن گردنه سخت چیست؟///و تو چه می‌دانی آن گردنه سخت چیست؟///و تو چه دانى که گذرگاه سخت چیست؟///و تو چه مى‌دانى آن گردنه چیست///و تو چه دانى که آن گردنه [سخت‌] چیست؟///و چه مى‌دانى که آن گردنه‌ی سخت چیست؟///و چگونه توان دانست که آن عقبه (تکلیف و ایمان) چیست؟///و تو چه دانی عقبه چیست‌///و تو نمی‌دانی آن گردنه چیست!///و چه دانستت چیست آن پشته‌///و چه شناساندت (که آن) گردنه چیست‌؟ quran_en_fa (It is:) freeing the bondman; آزاد کردن برده،///آزاد کردن برده،///آزاد کردن بنده است،///آزاد کردن برده‌اى///بنده‌اى را آزادکردن،///آزاد کردن برده،///آن بنده (در راه خدا) آزاد کردن است.///آزادسازی برده‌///آزادکردن برده‌ای،///آزادکردن یک بنده‌///در بندی را (از گرفتاری و بندش) آزاد کردن، quran_en_fa Or the giving of food in a day of privation یا طعام دادن در روز گرسنگی و قحطی،///یا طعام دادن در روز گرسنگی و قحطی،///یا طعام دادن در روز قحطى،///یا اطعام به روز قحطى///یا در روز گرسنگى، طعام‌دادن:///یا غذا دادن به روز گرسنگى و قحطی،///و طعام دادن در روز قحطی و گرسنگی است.///یا اطعامی [از بینوایان‌] در روزی گرسنگی زده‌///یا غذا دادن در روز گرسنگی …///یا خورانیدنی در روز پریشانی (یا روزی دارنده گرسنگی)///یا در روز گرسنگی‌ای سخت، طعامی دادن، quran_en_fa To the orphan with claims of relationship, به یتیمی خویشاوند،///به یتیمی خویشاوند،///خاصه به یتیمى که خویشاوند باشد،///به یتیمى خویشاوند///به یتیمى خویشاوند،///به یتیمى خویشاوند،///به یتیم خویشاوندان خود.///در حق یتیمی خویشاوند///یتیمی از خویشاوندان،///به یتیمی خویشاوند///یتیمی خویشاوند را، quran_en_fa Or to the indigent (down) in the dust. یا مستمندی خاک نشین؛///یا مستمندی خاک نشین؛///یا به مسکینى خاک‌نشین.///یا مستمندى خاک‌نشین///یا بینوایى خاک‌نشین.///یا بینوایى خاک‌نشین.///یا به فقیر مضطر خاک نشین.///یا بینوایی خاک‌نشین‌///یا مستمندی خاک‌نشین را،///یا بینوائی خاکسار (یا نیازمند)///یا بینوایی خاک‌نشین را. quran_en_fa Then will he be of those who believe, and enjoin patience, (constancy, and self-restraint), and enjoin deeds of kindness and compassion. علاوه بر [انجام] این [تکالیف]، از کسانی باشد که ایمان آورده‌اند و یکدیگر را به صبر و مهربانی سفارش کرده‌اند؛///علاوه بر [انجام] این [تکالیف]، از کسانی باشد که ایمان آورده‌اند و یکدیگر را به صبر و مهربانی سفارش کرده‌اند؛///تا از کسانى باشد که ایمان آورده‌اند و یکدیگر را به صبر سفارش کرده‌اند و به بخشایش.///وانگهى از کسانى باشد که ایمان آوردند و یکدیگر را به صبر توصیه کرده و به ترحم سفارش کردند///علاوه بر این از زمره کسانى باشد که گرویده و یکدیگر را به شکیبایى و مهربانى سفارش کرده‌اند؛///علاوه بر اینها، از کسانى باشد که ایمان آورده و همدیگر را به شکیبایى و مهربانى سفارش کرده‌اند.///و آن گاه هم از آنان باشد که ایمان آورده و یکدیگر را به اهمیتت صبر و مهربانی با خلق سفارش می‌کنند.///تا سپس از کسانی باشد که ایمان آورده‌اند و همدیگر را به شکیبایی و همدیگر را به مهربانی سفارش کرده‌اند///سپس از کسانی باشد که ایمان آورده و یکدیگر را به شکیبایی و رحمت توصیه می‌کنند!///سپس گشت از آنان که ایمان آوردند و سفارش کردند به شکیبائی و سفارش کردند به مهربانی کردن‌///سپس از (زمره‌ی) کسانی بوده که گرویده‌اند و یکدیگر را به شکیبایی و مرحمت سفارش کرده‌اند. quran_en_fa Such are the Companions of the Right Hand. اینان سعادتمندان اند؛///اینان سعادتمندان اند؛///اینان اهل سعادتند.///آنها اهل سعادتند///اینانند خجستگان.///آنانند یاران [سعادتمندی که کارنامه‌ی آنان را به دست] راست [آنها می‌دهند].///که آنها اهل یمین و سعادتند (و نامه عمل به دست راست گیرند).///اینانند که اصحاب یمین‌اند///آنها «اصحاب الیمین» اند (که نامه اعمالشان را به دست راستشان می‌دهند)!///آنانند یاران راست‌///اینانند راستان و برکت‌یافتگان. quran_en_fa But those who reject Our Signs, they are the (unhappy) Companions of the Left Hand. و کسانی که به آیات ما کفر ورزیدند، آنان شقاوتمندان اند///و کسانی که به آیات ما کفر ورزیدند، آنان شقاوتمندان اند///و کسانى که به آیات ما کافرند اهل شقاوتند.///و آنها که به آیات ما کافر شدند اهل شومى و شقاوتند///و کسانى که به انکار نشانه‌هاى ما پرداخته‌اند، آنانند ناخجستگان شوم.///و کسانى که به آیات ما کافر شدند، یاران شومى و شقاوت هستند.///و آنان که به آیات ما (قرآن و دیگر کتب آسمانی) کافر شدند آنها اهل شومی و شقاوتند (نامه عمل به دست چپ دارند).///و کسانی که به آیات ما انکار ورزیده‌اند، آنانند که اصحاب شمال‌اند///و کسانی که آیات ما را انکار کرده‌اند افرادی شومند (که نامه اعمالشان به دست چپشان داده می‌شود).///و آنان که کفر ورزیدند به آیتهای ما آنانند یاران چپ (یا شومی)///و کسانی که به انکار (و انگار) نشانه‌های ما پرداخته‌اند، آنانند (ناخجستگان:) شوم‌زدگان‌. quran_en_fa On them will be Fire vaulted over (all round). بر آنان آتشی سرپوشیده احاطه دارد [که هیچ راه گریزی از آن ندارند.]///بر آنان آتشی سرپوشیده احاطه دارد [که هیچ راه گریزی از آن ندارند.]///نصیب آنهاست آتشى که از هر سو سرش پوشیده است.///بر آنها آتشى سرپوشیده است [که راه نفسى ندارد]///بر آنان آتشى سرپوشیده احاطه دارد.///بر آنان آتشى سرپوشیده و فراگیر احاطه دارد.///بر آن کافران آتشی سر پوشیده (که از آن راه گریزی نیست) احاطه خواهد کرد.///بر آنان آتشی چند لایه، [چیره‌] باشد///بر آنها آتشی است فروبسته (که راه فراری از آن نیست)!///بر ایشان است آتش افروخته (یا انبوه یا پوشیده)///بر (سر و سامان) شان آتشی سرپوشیده - هم‌چون طبقه‌ای - احاطه دارد. quran_en_fa By the Sun and his (glorious) splendour; سوگند به خورشید و گسترش روشنی اش///سوگند به خورشید و گسترش روشنی اش///سوگند به آفتاب و روشنى‌اش به هنگام چاشت،///سوگند به خورشید و روشنایى آن///سوگند به خورشید و تابندگى‌اش،///سوگند به خورشید و روشنایی آن!///قسم به آفتاب و تابش آن (هنگام رفعتش).///سوگند به خورشید و پرتوافشانی‌اش‌///به خورشید و گسترش نور آن سوگند،///سوگند به خورشید و پرتوش (یا آفتابش)///سوگند به خورشید و میان‌روزش. quran_en_fa By the Moon as she follows him; و به ماه هنگامی که از پی آن برآید///و به ماه هنگامی که از پی آن برآید///و سوگند به ماه چون از پى آن برآید،///و به ماه چون از پى آن برآید///سوگند به مه چون پى [خورشید] رود.///سوگند به ماه، آن‌گاه که از پى خورشید درآید.///و قسم به ماه آن گاه که در پی آفتاب تابان در آید.///و سوگند به ماه چون از آن پیروی کند///و به ماه هنگامی که بعد از آن درآید،///و به ماه گاهی که از پیش آید///سوگند به ماه هنگامی که از پی‌اش می‌رود. quran_en_fa By the Day as it shows up (the Sun's) glory; و به روزچون خورشید را به خوبی آشکار کند///و به روزچون خورشید را به خوبی آشکار کند///و سوگند به روز چون گیتى را روشن کند،///و قسم به روز چون آن را هویدا سازد///سوگند به روز چون [زمین را] روشن گرداند،///سوگند به روز، آن‌گاه که زمین را روشن سازد.///و قسم به روز هنگامی که جهان را روشن سازد.///و سوگند به روز چون روشنش دارد///و به روز هنگامی که صفحه زمین را روشن سازد،///و به روز گاهی که تابناکش سازد///سوگند به روز هنگامی که خورشید را نمایان کند. quran_en_fa By the Night as it conceals it; و به شب هنگامی که خورشید را فرو پوشد///و به شب هنگامی که خورشید را فرو پوشد///و سوگند به شب چون فرو پوشدش،///و به شب وقتى که آن را بپوشد [و آفاق را تاریک سازد]///سوگند به شب چو پرده بر آن پوشد،///سوگند به شب، آن‌گاه که زمین را بپوشاند.///و به شب وقتی که عالم را در پرده سیاهی کشد.///و سوگند به شب چون فرو پوشد///و به شب آن هنگام که زمین را بپوشاند،///و به شب گاهی که بپوشدش‌///سوگند به شب هنگامی که چون پرده بر آن پوشد. quran_en_fa By the Firmament and its (wonderful) structure; و به آسمان و آنکه آن را بنا کرد///و به آسمان و آنکه آن را بنا کرد///و سوگند به آسمان و آن که آن را بر آورده،///و به آسمان و آنکه بنایش کرد///سوگند به آسمان و آن کس که آن را برافراشت،///سوگند به آسمان و آن که آن را بنا کرد.///و قسم به آسمان بلند و آن که این کاخ رفیع را بنا کرد.///و سوگند به آسمان و آنکه آن را برافراشت‌///و قسم به آسمان و کسی که آسمان را بنا کرده،///و به آسمان و آنچه (یا آنکه) بساختش‌///سوگند به آسمان و آنچه آن را سازمان و سامان داد. quran_en_fa By the Earth and its (wide) expanse: و به زمین و آنکه آن را گستراند///و به زمین و آنکه آن را گستراند///و سوگند به زمین و آن که آن را بگسترده،///و به زمین و آن که آن را گستراند///سوگند به زمین و آن کس که آن را گسترد،///سوگند به زمین و آن که آن را گسترانید.///و به زمین و آن که آن را بگسترد.///و سوگند به زمین و آنکه آن را بگسترد///و به زمین و کسی که آن را گسترانیده،///و به زمین و آنچه گستردش‌///سوگند به زمین و آنچه که آن را گشاده کرد و به حرکت درآورد. quran_en_fa By the Soul, and the proportion and order given to it; و به نفس و آنکه آن را درست و نیکو نمود،///و به نفس و آنکه آن را درست و نیکو نمود،///و سوگند به نفس و آن که نیکویش بیافریده -///و سوگند به نفس آدمى و آنکه او را سامان داد///سوگند به نفس و آن کس که آن را درست کرد؛///سوگند به جان [آدمی] و آن که آن را سامان داد،///و قسم به نفس ناطقه انسان و آن که او را نیکو به حد کمال بیافرید.///و سوگند به نفس انسان و آنکه آن را سامان داد///و قسم به جان آدمی و آن کس که آن را (آفریده و) منظم ساخته،///و به روان و آنچه راست آوردش‌///سوگند به نفسی و آنچه سازمانش داد. quran_en_fa And its enlightenment as to its wrong and its right;- پس بزه کاری و پرهیزکاری اش را به او الهام کرد.///پس بزه کاری و پرهیزکاری اش را به او الهام کرد.///سپس بدیها و پرهیزگاریهایش را به او الهام کرده -///پس [تشخیص‌] فجور و تقوى را به وى الهام کرد///سپس پلیدکارى و پرهیزگارى‌اش را به آن الهام کرد،///پس پلیدى‌ها و پاکى‌هایش را به او الهام کرد.///و به او شر و خیر او را الهام کرد.///آنگاه نافرمانی و پرهیزگاری‌اش را در آن الهام کرد///سپس فجور و تقوا (شر و خیرش) را به او الهام کرده است،///پس سروشش فرستاد گنهکاریش و پرهیزش‌///پس پلیدکاری و پرهیزگاریش را به او الهام کرد. quran_en_fa Truly he succeeds that purifies it, بی تردید کسی که نفس را [از آلودگی پاک کرد و] رشد داد، رستگار شد.///بی تردید کسی که نفس را [از آلودگی پاک کرد و] رشد داد، رستگار شد.///که: هر که در پاکى آن کوشید رستگار شد،///بى‌شک هر که خود را تزکیه کرد رستگار شد///که هر کس آن را پاک گردانید، قطعا رستگار شد،///[به اینها سوگند] که به راستى رستگار شد آن که جان خود را از آلودگى پاک کرد.///(قسم به این آیات الهی) که هر کس نفس ناطقه خود را از گناه و بدکاری پاک و منزه سازد به یقین (در دو عالم) رستگار خواهد بود.///به راستی هر کس که آن را پاکیزه داشت، رستگار شد///که هر کس نفس خود را پاک و تزکیه کرده، رستگار شده؛///همانا رستگار شد آنکه پاک ساختش‌///(که) هر کس نفسش را پاک گردانید، به‌راستی رستگار کرد. quran_en_fa And he fails that corrupts it! و کسی که آن را [به آلودگی‌ها و امور بازدارنده از رشد] بیالود [از رحمت حق] نومید شد.///و کسی که آن را [به آلودگی‌ها و امور بازدارنده از رشد] بیالود [از رحمت حق] نومید شد.///و هر که در پلیدى‌اش فرو پوشید نومید گردید.///و بى‌گمان آنکه خود را بیالود، محروم گشت///و هر که آلوده‌اش ساخت، قطعا درباخت.///و بى‌شک محروم گشت آن که آن را به پلیدى آلود.///و هر که او را (به کفر و گناه) پلید گرداند البته (در دو جهان) زیانکار خواهد گشت.///و به راستی نومید شد هر کس که آن را فرومایه داشت‌///و آن کس که نفس خویش را با معصیت و گناه آلوده ساخته، نومید و محروم گشته است!///و همانا آیان کرد آنکه بفریفتش (یا نهان داشتش)///و هر کس آلوده‌اش ساخت، همواره زیان کرد. quran_en_fa The Thamud (people) rejected (their prophet) through their inordinate wrong-doing, قوم ثمود به سبب سرکشی و طغیانش [پیامبرشان را] تکذیب کرد،///قوم ثمود به سبب سرکشی و طغیانش [پیامبرشان را] تکذیب کرد،///قوم ثمود از روى سرکشى تکذیب کردند.///ثمود از روى سرکشى [پیامبرشان‌] را تکذیب کردند/// [قوم‌] ثمود به سبب طغیان خود به تکذیب پرداختند.///قوم ثمود از روى سرکشى، تکذیب کردند.///طایفه ثمود از غرور و سرکشی (پیغمبر خود صالح را) تکذیب کردند.///قوم ثمود با طغیانش انکار پیشه کرد///قوم «ثمود» بر اثر طغیان، (پیامبرشان را) تکذیب کردند،///تکذیب کرد ثمود به سرکشیش‌///ثمودیان با طغیانشان به تکذیب پرداختند، quran_en_fa Behold, the most wicked man among them was deputed (for impiety). زمانی که بدبخت ترینشان به پا خاست.///زمانی که بدبخت ترینشان به پا خاست.///آنگاه که شقى ترینشان برخاست.///آنگاه که شقى‌ترین آنها به پاخاست///آنگاه که شقى‌ترینشان بر [پا] خاست.///آن‌گاه که بدبخت‌ترین آنها [براى کشتن ناقه] به­پا خاست.///هنگامی که شقی‌ترینشان (قدار بن سالف) بر انگیخته شد (تا ناقه صالح را پی کند).///آنگاه که شقاوت‌پیشه‌ترینشان برپا خاست‌///آنگاه که شقی‌ترین آنها بپاخاست،///گاهی که برانگیخت بدنهادتر (یا تیربخت‌ترش)///چون شقی‌ترینشان برانگیخته شد. quran_en_fa But the Messenger of Allah said to them: "It is a She-camel of Allah! And (bar her not from) having her drink!" پس فرستاده خدا به آنان گفت: ناقه خدا و آبشخورش را [واگذارید]///پس فرستاده خدا به آنان گفت: ناقه خدا و آبشخورش را [واگذارید]///پیامبر خدا به آنها گفت که ماده‌شتر خدا را با آبشخورش واگذارید.///پس پیامبر خدا به آنها گفت ناقه خدا را با آب خوردنش [آزاد] گذارید///پس فرستاده خدا به آنان گفت: «زنهار! ماده‌شتر خدا و [نوبت‌] آب‌خوردنش را [حرمت نهید]».///پس پیامبر خدا به آنان گفت: «شتر خدا و [نوبت] آبشخورش را [حرمت نهید]!»///و رسول خدا (صالح) به آنها گفت: این ناقه آیت خداست، از خدا بترسید و آن را سیراب گردانید.///حال آنکه پیامبر خدا به آنان گفته بود این شتر خداوند است، او و بهره آبش را رعایت کنید///و فرستاده الهی [= صالح‌] به آنان گفت: «ناقه خدا [= همان شتری که معجزه الهی بود] را با آبشخورش واگذارید (و مزاحم آن نشوید)!»///پس گفت بدیشان پیمبر خدا اشتر خدا را و آبشخورش‌///پس فرستاده‌ی خدا به آنان گفت: «زنهار! ماده شتر خدا را و (نوبت) آب خوردنش را (حرمت نهید).» quran_en_fa Then they rejected him (as a false prophet), and they hamstrung her. So their Lord, on account of their crime, obliterated their traces and made them equal (in destruction, high and low)! ولی به تکذیب او برخاستند و ناقه را پی کردند، و در نتیجه پروردگارشان به خاطر گناهشان عذاب سختی بر آنان فرو ریخت و همه قوم را با خاک یکسان و برابر ساخت؛///ولی به تکذیب او برخاستند و ناقه را پی کردند، و در نتیجه پروردگارشان به خاطر گناهشان عذاب سختی بر آنان فرو ریخت و همه قوم را با خاک یکسان و برابر ساخت؛///تکذیبش کردند و شتر را پى کردند. پس پروردگارشان به سبب گناهشان بر سرشان عذاب آورد و با خاک یکسان ساخت.///ولى او را تکذیب نمودند و ناقه را پى کردند، پس خدا آنها را به گناهانشان بگرفت و با خاک یکسانشان کرد///و [لى‌] دروغزنش خواندند و آن [ماده‌شتر] را پى کردند، و پروردگارشان به [سزاى‌] گناهشان بر سرشان عذاب آورد و آنان را با خاک یکسان کرد.///پس او را تکذیب کردند و ناقه را کشتند و پروردگارشان به سزاى گناهشان، آنان را درهم کوبید و [با خاک] یکسانشان کرد.///آن قوم رسول را تکذیب و ناقه او را پی کردند، خدا هم آنان را به کیفر (ظلم و) گناهشان هلاک ساخت و شهرشان را با خاک یکسان نمود.///سپس او را دروغ‌زن شمردند و آن [شتر] را پی کردند، آنگاه پروردگارشان آنان را به گناهشان، به یکسان نابود ساخت‌///ولی آنها او را تکذیب و ناقه را پی کردند (و به هلاکت رساندند)؛ از این رو پروردگارشان آنها (و سرزمینشان) را بخاطر گناهانشان در هم کوبید و با خاک یکسان و صاف کرد!///پس تکذیبش کردندش پس پی کردند پس برآشفت بر ایشان پروردگارشان به گناهشان پس یکسانش کرد///پس دروغزنش خواندند و آن (ماده شتر) را پی کردند. پس پروردگارشان به (سزای) گناهشان بر (سر و سامان) ‌شان هلاکتی پراضطراب فرو فرستاد. پس (دوباره شتر را زنده کرد) و سامانش داد. quran_en_fa And for Him is no fear of its consequences. و خدا از سرانجام آن کار [که نابودی ستمکاران است] پروایی ندارد.///و خدا از سرانجام آن کار [که نابودی ستمکاران است] پروایی ندارد.///و او از سرانجام آن بیمناک نشد.///و از عاقبت آن باکى نمى‌داشت///و از پیامد کار خویش، بیمى به خود راه نداد.///و [خداوند] از عاقبت آن کار [از کسى] بیم ندارد.///و هیچ باک از هلاک آنها نمی‌داشت (یا آنها هیچ از عاقبت بدگناه خود نمی‌ترسیدند).///و از عاقبت کارش نترسد///و او هرگز از فرجام این کار [= مجازات ستمگران‌] بیم ندارد!///و نهراسد از فرجامش‌///و از پی‌آمد کار خویش، بیمی نمی‌دارد. quran_en_fa By the Night as it conceals (the light); سوگند به شب هنگامی که فرو پوشد///سوگند به شب هنگامی که فرو پوشد///سوگند به شب آنگاه که جهان را در خود فرو پوشد،///قسم به شب وقتى که فراپوشد///سوگند به شب چون پرده افکند،///سوگند به شب، آن‌گاه که [زمین را] فروپوشاند،///قسم به شب تار هنگامی که (جهان را در پرده سیاه) بپوشاند.///سوگند به شب چون فرو پوشاند///قسم به شب در آن هنگام که (جهان را) بپوشاند،///سوگند به شب گاهی که فراگیرد///سوگند به شب هنگامی که پرده افکند. quran_en_fa By the Day as it appears in glory; و به روز هنگامی که آشکار شود///و به روز هنگامی که آشکار شود///و سوگند به روز آنگاه که آشکار شود،///و به روز آنگاه که تجلى کند///سوگند به روز چون جلوه‌گرى آغازد،///سوگند به روز، آن‌گاه که روشن شود،///و قسم به روز هنگامی که روشن و فروزان گردد.///و سوگند به روز چون روشن شود///و قسم به روز هنگامی که تجلی کند،///و روز گاهی که برتابد///و سوگند به روز هنگامی که جلوه‌گری کند. quran_en_fa By (the mystery of) the creation of male and female;- و به آنکه نر و ماده آفرید؛///و به آنکه نر و ماده آفرید؛///و سوگند به آن که نر و ماده را بیافرید،///و به آنکه نر و ماده را آفرید///و [سوگند به‌] آنکه نر و ماده را آفرید،///سوگند به آن کس که نر و ماده را آفرید،///و قسم به مخلوقات عالم که خدا همه را جفت نر و ماده بیافرید.///و سوگند به آنکه نرینه و مادینه آفرید///و قسم به آن کس که جنس مذکر و مؤنث را آفرید،///و آنچه (یا آنکه) آفرید نر و ماده را///و سوگند به آن چه نر و ماده را آفرید. quran_en_fa Verily, (the ends) ye strive for are diverse. همانا تلاشتان گوناگون و پراکنده است؛///همانا تلاشتان گوناگون و پراکنده است؛///که: حاصل کوششهاى شما متفاوت است.///که سعى و تلاش شما بسى پراکنده است [و هر کس به راهى مى‌رود]///که همانا تلاش شما پراکنده است.///که تلاش‌هاى شما گوناگون و پراکنده است؛///(قسم به این آیات الهی) که سعی و کوشش شما مردم بسیار مختلف است (برخی بر صلاح و برخی بر فساد می‌کوشید).///که کوشش شما پراکنده [و گونه‌گون‌] است‌///که سعی و تلاش شما مختلف است:///که کوشش شما است همانا گوناگون‌///(که) همانا کوشش‌تان پراکنده است. quran_en_fa So he who gives (in charity) and fears (Allah), اما کسی که [ثروتش را در راه خدا] انفاق کرد و پرهیزکاری پیشه ساخت///اما کسی که [ثروتش را در راه خدا] انفاق کرد و پرهیزکاری پیشه ساخت///اما کسى که بخشایش و پرهیزگارى کرد،///اما آنکه انفاق کرد و پارسائى نمود///اما آنکه [حق خدا را] داد و پروا داشت،///اما آن که انفاق کرد و [از خدا] پروا داشت،///اما هر کس عطا و احسان کرد و خدا ترس و پرهیزکار شد.///حال اگر کسی [مالی‌] بخشید و پروا و پرهیز ورزید///اما آن کس که (در راه خدا) انفاق کند و پرهیزگاری پیش گیرد،///پس اما آنکه بخشید و پرهیزکاری کرد///پس اما آن کس که (حق را) داد و (از ناحق) پروا داشت، quran_en_fa And (in all sincerity) testifies to the best,- و وعده نیکوتر را [که وعده خدا نسبت به پاداش انفاق و پرهیزکاری است] باور کرد؛///و وعده نیکوتر را [که وعده خدا نسبت به پاداش انفاق و پرهیزکاری است] باور کرد؛///و آن بهترین را تصدیق کرد،///و [وعده‌ى‌] نیکو را باور داشت///و [پاداش‌] نیکوتر را تصدیق کرد،///و پاداش نیک [روز جزا] را تصدیق کرد،///و به نیکویی (یعنی به نعیم آخرت با هر خیر و سعادت که در قرآن بیان شده) تصدیق کرد.///و [وعده‌] بهشت را استوار داشت‌///و جزای نیک (الهی) را تصدیق کند،///تصدیق به نکوکاری کرد///و به نیکوترین زندگی تصدیق کرد، quran_en_fa We will indeed make smooth for him the path to Bliss. پس به زودی او را برای راه آسانی [که انجام همه اعمال نیک به توفیق خداست] آماده می‌کنیم///پس به زودی او را برای راه آسانی [که انجام همه اعمال نیک به توفیق خداست] آماده می‌کنیم///پس براى بهشت آماده‌اش مى‌کنیم.///پس زودا که راه آسانى پیش پاى او گذاریم///بزودى راه آسانى پیش پاى او خواهیم گذاشت.///پس به زودى او را براى پیمودن بهترین راه آماده خواهیم کرد.///ما هم البته کار او را (در دو عالم) سهل و آسان می‌گردانیم.///زودا که راهش را به سوی خیر و آسانی هموار کنیم‌///ما او را در مسیر آسانی قرار می‌دهیم!///زود است رهنمونش شویم بسوی گشایش‌///به زودی او را برای آسان‌ترین (زندگی)، راهوار و آسان کنیم. quran_en_fa But he who is a greedy miser and thinks himself self-sufficient, و اما کسی که [از انفاق ثروت] بخل ورزید و خود را بی نیاز نشان داد///و اما کسی که [از انفاق ثروت] بخل ورزید و خود را بی نیاز نشان داد///اما آن کس که بخل و بى نیازى ورزید،///و اما آن که بخل ورزید و [از دین‌] بى‌نیازى نمود///و اما آنکه بخل ورزید و خود را بى‌نیاز دید،///ولى آن که بخل ورزید و خود را بى‌نیاز پنداشت،///اما هر کس بخل ورزید و خود را (از لطف خدا) بی نیاز دانست.///و اما کسی که دریغ‌ورزید و بی‌نیازی نمود///اما کسی که بخل ورزد و (از این راه) بی‌نیازی طلبد،///و اما آنکه بخل ورزید و بی‌نیازی گرفت‌///و اما آن کس که بخل ورزید و خود را بی‌نیاز دید، quran_en_fa And gives the lie to the best,- و وعده نیکوتر را تکذیب کرد،///و وعده نیکوتر را تکذیب کرد،///و آن بهترین را تکذیب کرد،///و آن [وعده‌ى‌] نیکو را انکار کرد///و [پاداش‌] نیکوتر را به دروغ گرفت،///و پاداش نیک [روز جزا] را تکذیب کرد،///و نیکویی را تکذیب کرد.///و وعده بهشت را دروغ انگاشت‌///و پاداش نیک (الهی) را انکار کند،///و تکذیب به نیکوکاری کرد///و نیکوترین (زندگی) را تکذیب کرد، quran_en_fa We will indeed make smooth for him the path to Misery; پس او را برای راه سخت و دشواری [که سلب هرگونه توفیق از اوست] آماده می‌کنیم،///پس او را برای راه سخت و دشواری [که سلب هرگونه توفیق از اوست] آماده می‌کنیم،///او را براى دوزخ آماده مى‌سازیم.///پس زودا که طریقه سختى پیش وى آریم///بزودى راه دشوارى به او خواهیم نمود.///پس به زودى او را به پیمودن دشوارترین راه خواهیم انداخت.///پس به زودی کار او را (در دو عالم) دشوار می‌کنیم.///زودا که راهش را به سوی شر و دشواری هموار کنیم‌///بزودی او را در مسیر دشواری قرار می‌دهیم؛///پس زود است برانیمش بسوی دشواری‌///به زودی او را برای سخت‌ترین (زندگی‌)، راهوار و آسان کنیم. quran_en_fa Nor will his wealth profit him when he falls headlong (into the Pit). و هنگامی که [به چاه هلاکت و گودال گور] سقوط کند ثروتش [چیزی از عذاب خدا] را از او دفع نمی‌کند.///و هنگامی که [به چاه هلاکت و گودال گور] سقوط کند ثروتش [چیزی از عذاب خدا] را از او دفع نمی‌کند.///و چون هلاکش دررسد، دارایى‌اش به حالش سود نبخشد.///و آن‌گاه که به هلاکت افتد، مالش به حال او سودى ندهد///و چون هلاک شد، [دیگر] مال او به کارش نمى‌آید.///و چون هلاک شد، دارایى‌اش براى او کارساز نخواهد بود.///و گاه عذاب و هلاکت داراییش وی را هیچ نجات نتواند داد.///و چون به هلاکت افتد مالش به کار او نیاید///و در آن هنگام که (در جهنم) سقوط می‌کند، اموالش به حال او سودی نخواهد داشت!///و بی‌نیاز نکند از او مالش گاهی که تباه شود///و هنگامی که سقوط کرد، (دیگر) مالش به کارش نیاید. quran_en_fa Verily We take upon Ourselves to guide, بی تردید هدایت کردن بر عهده ماست.///بی تردید هدایت کردن بر عهده ماست.///و آنچه بر ماست راهنمایى است.///همانا هدایت بر عهده‌ى ماست///همانا هدایت بر ماست.///بى‌تردید هدایت [مردم] بر عهده‌ی ماست.///و البته بر ماست که (خلق را) هدایت کنیم.///بی‌گمان راهنمایی [بندگان‌] بر ماست‌///به یقین هدایت کردن بر ماست،///همانا بر ما است هدایت‌///همواره تنها بر (عهده‌ی) ما بی‌شک هدایت‌گری است. quran_en_fa And verily unto Us (belong) the End and the Beginning. و به یقین دنیا و آخرت در سیطره مالکیت ماست.///و به یقین دنیا و آخرت در سیطره مالکیت ماست.///و از آن ماست آن جهان و این جهان.///و آخرت و دنیا هم متعلق به ماست///و در حقیقت، دنیا و آخرت از آن ماست.///و بى‌شک آخرت و دنیا از آن ماست.///و ملک دنیا و آخرت از ماست (به هر که بخواهیم و صلاح دانیم می‌بخشیم).///و بی‌گمان [جهان‌] واپسین و نخستین ما راست‌///و آخرت و دنیا از آن ماست،///و همانا برای ما است بازپسین و نخستین‌///و به‌راستی دنیا و آخرت به‌درستی از ماست. quran_en_fa Therefore do I warn you of a Fire blazing fiercely; پس شما را از آتشی که زبانه می‌کشد بیم می‌دهم.///پس شما را از آتشی که زبانه می‌کشد بیم می‌دهم.///پس شما را از آتشى که زبانه مى‌کشد مى‌ترسانم.///پس شما را به آتشى که زبانه کشد بیم دادم///پس شما را به آتشى که زبانه مى‌کشد هشدار دادم.///پس شما را از آتشى که زبانه مى‌کشد، بیم دادم.///من شما را از آتش شعله‌ور دوزخ ترسانیدم و آگاه ساختم.///پس شما را از آتشی که زبانه زند هشدار دهم‌///و من شما را از آتشی که زبانه می‌کشد بیم می‌دهم،///پس ترسانیدم شما را از آتش که زبانه کشد///پس شما را به آتشی زبانه‌دار هشدار دادم. quran_en_fa None shall reach it but those most unfortunate ones [که] جز بدبخت‌ترین مردم در آن در نیایند.///[که] جز بدبخت‌ترین مردم در آن در نیایند.///جز اهل شقاوت بدان درنیفتد:///که جز تیره بخت‌ترین مردم، بدان نسوزد///جز نگون‌بخت‌تر [ین مردم‌] در آن درنیاید:///جز بدبخت‌ترین [مردم] در آن وارد نمى‌شود.///که هیچ کس در آن آتش در نیفتد مگر شقی‌ترین خلق.///که جز شقاوت پیشه وارد آن نشود///کسی جز بدبخت‌ترین مردم وارد آن نمی‌شود؛///نچشدش جز بدبخت تری‌///جز شقی‌ترین (مکلفان) آن را نیفروزد. quran_en_fa Who give the lie to Truth and turn their backs. همان که [دین را] تکذیب کرد و از آن روی گردانید.///همان که [دین را] تکذیب کرد و از آن روی گردانید.///آن که تکذیب کرد و رویگردان شد.///همان که تکذیب کرد و رخ برتافت///همان که تکذیب کرد و رخ برتافت.///همان که [حق را] تکذیب کرد و روى گردانید.///همان کس که (آیات و رسل حق را) تکذیب کرد و روی از آن بگردانید.///همان کسی که [حق را] انکار کرد و روی بر تافت‌///همان کس که (آیات خدا را) تکذیب کرد و به آن پشت نمود!///که تکذیب کند و پشت کند///کسی که تکذیب کرد و رخ برتافت. quran_en_fa But those most devoted to Allah shall be removed far from it,- و به زودی پرهیزکارترین [مردم] را از آن دور می‌دارند.///و به زودی پرهیزکارترین [مردم] را از آن دور می‌دارند.///و پرهیزگارترین مردم را از آن دور دارند:///زودا که پرهیزکارترین مردم، از آن دور داشته شود///و پاک‌رفتارتر [ین مردم‌] از آن دور داشته خواهد شد:///ولى با تقواترین [مردم] از آن دور داشته خواهد شد.///و اهل تقوا را از آن آتش دور سازند.///و تقواپیشه از آن دور داشته خواهد شد///و بزودی با تقواترین مردم از آن دور داشته می‌شود،///و زود است دور شودش پرهیزکارتری‌///و زودا (که) پرهیزگارترین (مکلفان) از آن به شایستگی دور داشته خواهد شد. quran_en_fa Those who spend their wealth for increase in self-purification, همان که مال خود را انفاق می‌کند تا [مال] رشد و نمو کند.///همان که مال خود را انفاق می‌کند تا [مال] رشد و نمو کند.///آن که مال خویش مى‌بخشاید و پاکى مى‌جوید.///همان که مال خود را مى‌دهد تا پاک شود///همان که مال خود را مى‌دهد [براى آنکه‌] پاک شود،///همان که مالش را مى‌بخشد تا پاک شود.///آن کس که مال خود را (به فقیران اسلام) به وجه زکات بدهد.///همان کسی که مالش را می‌بخشد که پاکدلی یابد///همان کس که مال خود را (در راه خدا) می‌بخشد تا پاک شود.///که دهد مالش را پاکی جوید///کسی که مال خود را می‌دهد، در حالی که خود را پاک می‌کند. quran_en_fa And have in their minds no favour from anyone for which a reward is expected in return, و هیچ کس را نزد خدا حق نعمتی نیست تا این مالی که انفاق کرده به عنوان پاداش آن نعمت به حساب او گذارد.///و هیچ کس را نزد خدا حق نعمتی نیست تا این مالی که انفاق کرده به عنوان پاداش آن نعمت به حساب او گذارد.///و هیچ کس را بر او حقى نباشد که اینک پاداش خواهد،///و هیچ کس را نزد او حق نعمتى نیست تا او را پاداش دهد///و هیچ کس را به قصد پاداش‌یافتن نعمت نمى‌بخشد،///و از هیچ­کس نزد او نعمتی [و حقی] نیست که این [انفاق] پاداش آن باشد.///و حال آنکه هیچ کس بر وی حق نعمت ندارد تا به پاداش آن بدهد.///و بر او [منت از] نعمت کسی نیست که باید جزایش را بدهد///و هیچ کس را نزد او حق نعمتی نیست تا بخواهد (به این وسیله) او را جزا دهد،///و نیست کسی را نزدش نعمتی که پاداش داده شود///و برای احدی نزد او نعمتی دارای پاداش نیست‌. quran_en_fa But only the desire to seek for the Countenance of their Lord Most High; بلکه [انفاق کننده با تقوا مال خود را در راه خدا انفاق می‌کند] تا خشنودی پروردگار والایش را به دست آورد.///بلکه [انفاق کننده با تقوا مال خود را در راه خدا انفاق می‌کند] تا خشنودی پروردگار والایش را به دست آورد.///مگر جستن خشنودى پروردگار والاى خویش.///جز طلب رضاى پروردگار والایش///جز خواستن رضاى پروردگارش که بسى برتر است [منظورى ندارد].///تنها رضاى پروردگار بلندمرتبه‌اش را مى‌جوید.///(او احسان نکند) جز در طلب رضای خدای خود که برتر و بالاترین موجودات است.///[و نمی‌کند آنچه می‌کند] مگر در طلب خشنودی پروردگار بلندمرتبه‌اش‌///بلکه تنها هدفش جلب رضای پروردگار بزرگ اوست؛///جز در پی روی پروردگار برترش‌///جز خواستن رضای پروردگارش که بسی برتر است (منظوری ندارد). quran_en_fa And soon will they attain (complete) satisfaction. و [بی تردید] به زودی [در قیامت با دریافت لطف، رحمت حق و پاداش بی پایان او] خشنود خواهد شد.///و [بی تردید] به زودی [در قیامت با دریافت لطف، رحمت حق و پاداش بی پایان او] خشنود خواهد شد.///و زودا که خشنود شود.///و به زودى خشنود گردد///و قطعا بزودى خشنود خواهد شد.///و به زودى خشنود خواهد شد.///و البته (در بهشت آخرت به آن نعمتهای ابدی) خشنود خواهد گردید.///و زودا که خشنود شود///و بزودی راضی و خشنود می‌شود!///و همانا بزودی خوشنود شود///و همانا در آینده‌ای دور، خشنود خواهد شد. quran_en_fa By the Glorious Morning Light, سوگند به ابتدای روز [وقتی که خورشید پرتو افشانی می‌کند]///سوگند به ابتدای روز [وقتی که خورشید پرتو افشانی می‌کند]///سوگند به آغاز روز،///قسم به روز روشن///سوگند به روشنایى روز،///سوگند به روشنایى آغاز روز!///قسم به روز روشن (یا هنگام ظهر آن).///سوگند به روز روشن‌///قسم به روز در آن هنگام که آفتاب برآید (و همه جا را فراگیرد)،///سوگند به چاشتگاه (یا روز)///سوگند به روشنایی میان روز؛ quran_en_fa And by the Night when it is still,- و سوگند به شب آن گاه که آرام گیرد،///و سوگند به شب آن گاه که آرام گیرد،///و سوگند به شب چون آرام و در خود شود،///و به شب، آن دم که آرام گیرد///سوگند به شب چون آرام گیرد،///سوگند به شب، آن‌گاه که آرامش بخشد،///و قسم به شب به هنگام آرامش آن.///و سوگند به شب چون بیارمد///و سوگند به شب در آن هنگام که آرام گیرد،///و به شب گاهی که تیرگی افکند///و سوگند به شب چون به نیمه رسید؛ quran_en_fa Thy Guardian-Lord hath not forsaken thee, nor is He displeased. که پروردگارت تو را رها نکرده و مورد خشم و کینه قرار نداده است.///که پروردگارت تو را رها نکرده و مورد خشم و کینه قرار نداده است.///که پروردگارت تو را ترک نکرده و بر تو خشم نگرفته است.///که پروردگارت نه تو را واگذاشته و نه دشمن داشته/// [که‌] پروردگارت تو را وانگذاشته، و دشمن نداشته است.///که [ای پیامبر!] پروردگارت تو را رها نکرده و [بر تو] خشم نگرفته است.///که خدای تو هیچ گاه تو را ترک نگفته و بر تو خشم ننموده است (چهل روز بر رسول وحی نیامد، دشمنان به طعنه گفتند: خدا از محمد قهر کرده. این آیه رد بر آنهاست).///که پروردگارت با تو بدرود نکرده و بی‌مهر نشده است‌///که خداوند هرگز تو را وانگذاشته و مورد خشم قرار نداده است!///بدرودت نگفت پروردگارت و نه خشمگین شد///(که) پروردگارت تو را وانگذاشته و دشمن نداشته است. quran_en_fa And verily the Hereafter will be better for thee than the present. و بی تردید آخرت برای تو از دنیا بهتر است،///و بی تردید آخرت برای تو از دنیا بهتر است،///هر آینه آخرت براى تو بهتر از دنیاست.///و مسلما آخرت براى تو از دنیا بهتر است///و قطعا آخرت براى تو از دنیا نیکوتر خواهد بود.///و بی‌تردید آخرت براى تو بهتر از دنیاست.///و البته عالم آخرت برای تو بسی بهتر از نشأه دنیاست.///و بی‌شک جهان واپسین برای تو بهتر از نخستین است‌///و مسلما آخرت برای تو از دنیا بهتر است!///و همانا انجام بهتر است تو را از آغاز///و همانا (زندگی) آخرین برای تو از (زندگی) نخستین بهتر است. quran_en_fa And soon will thy Guardian-Lord give thee (that wherewith) thou shalt be well-pleased. و به زودی پروردگارت بخششی به تو خواهد کرد تا خشنود شوی.///و به زودی پروردگارت بخششی به تو خواهد کرد تا خشنود شوی.///به زودى پروردگارت تو را عطا خواهد داد تا خشنود شوى.///و زود باشد که پروردگارت [آنقدر] عطایت کند که راضى شوى///و بزودى پروردگارت تو را عطا خواهد داد، تا خرسند گردى.///و به زودى پروردگارت [چیزى] به تو عطا می‌کند که خشنود شوى.///و پروردگار تو به زودی به تو چندان عطا کند که تو راضی شوی (در دنیا نصرت و در آخرت مقام شفاعت به تو بخشد).///و پروردگارت به زودی به تو [مقام شفاعت‌] می‌بخشد و خشنود می‌شوی‌///و بزودی پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که خشنود شوی!///و هر آینه زود است دهدت پروردگارت تا خشنود شوی‌///و در آینده‌ای دور، پروردگارت همواره تو را (رحمت بی‌زحمت رسالتی) اعطا خواهد کرد، پس خوشنود گردی. quran_en_fa Did He not find thee an orphan and give thee shelter (and care)? آیا تو را یتیم نیافت، پس پناه داد؟///آیا تو را یتیم نیافت، پس پناه داد؟///آیا تو را یتیم نیافت و پناهت داد؟///مگر نه یتیمت یافت و پناه داد///مگر نه تو را یتیم یافت، پس پناه داد؟///آیا تو را یتیم نیافت، پس پناه داد و سامانت بخشید؟///آیا خدا تو را یتیمی نیافت که در پناه خود جای داد؟///آیا یتیمت نیافت که سر و سامانت داد///آیا او تو را یتیم نیافت و پناه داد؟!///آیا نیافتت یتیمی پس جای داد///مگر نه (اینکه) تو را یتیم یافت، پس پناه داد؟ quran_en_fa And He found thee wandering, and He gave thee guidance. و تو را بدون شریعت نیافت، پس به شریعت هدایت کرد؟///و تو را بدون شریعت نیافت، پس به شریعت هدایت کرد؟///آیا تو را گمگشته نیافت و هدایتت کرد؟///و سرگشته‌ات یافت پس راه نمود///و تو را سرگشته یافت، پس هدایت کرد؟///و تو را سرگشته یافت، پس هدایت کرد.///و تو را (در بیابان مکه) ره گم کرده و حیران یافت (در طفولیت که حلیمه دایه‌ات آورد تا به جدت عبد المطلب سپارد در راه مکه گم شدی، حلیمه و عبد المطلب سخت پریشان شدند و خدا زود آنها را به تو) ره نمایی کرد.///و تو را سرگشته یافت و رهنمایی کرد///و تو را گمشده یافت و هدایت کرد،///و یافتت سر به گمی پس رهبری کرد///و تو را سرگشته‌ای یافت، پس هدایت کرد؟ quran_en_fa And He found thee in need, and made thee independent. و تو را تهیدست نیافت، پس بی نیاز ساخت؟///و تو را تهیدست نیافت، پس بی نیاز ساخت؟///آیا تو را درویش نیافت و توانگرت گردانید؟///و محتاجت یافت و بى‌نیاز کرد///و تو را تنگدست یافت و بى‌نیاز گردانید؟///و تو را تهى‌دست یافت، پس بى‌نیاز کرد.///و باز تو را فقیر (الی الله) یافت (به دولت نبوت) توانگر کرد (و نعمت رسالت عطا نمود).///و تو را تهیدست یافت و بی‌نیازت کرد///و تو را فقیر یافت و بی‌نیاز نمود،///و یافتت گرانباری (عیالمند) پس بی‌نیاز کرد///و تو را عیال‌وار یافت، پس بی‌نیاز گردانید؟ quran_en_fa Therefore, treat not the orphan with harshness, و اما [به شکرانه این همه نعمت] یتیم را خوار و رانده مکن///و اما [به شکرانه این همه نعمت] یتیم را خوار و رانده مکن///پس یتیم را میازار،///پس یتیم را خوار مدار و مران///و اما [تو نیز به پاس نعمت ما] یتیم را میازار،///پس بر یتیم تندى مکن و خوارش مساز!///پس تو هم یتیم را هرگز میازار.///پس با یتیم تندی مکن‌///حال که چنین است یتیم را تحقیر مکن،///اما یتیم را پس خشم نیار///پس اما یتیم را خوار و زار مکن. quran_en_fa Nor repulse the petitioner (unheard); و تهیدست حاجت خواه را [به بانگ زدن] از خود مران///و تهیدست حاجت خواه را [به بانگ زدن] از خود مران///و گدا را مران،///و با سائل خشونت مکن و مران///و گدا را مران،///و نیازمند خواهنده را از خود مران!///و فقیر و گدای سائل را به زجر مران.///و بر خواهنده بانگ مزن [و او را مران‌]///و سؤال‌کننده را از خود مران،///و اما دریوزه را پس نران (یا نهیب نزن)///و اما سائل را پس (هرگز) بانگ مزن. quran_en_fa But the bounty of the Lord - rehearse and proclaim! و نعمت‌های پروردگارت را بازگو کن.///و نعمت‌های پروردگارت را بازگو کن.///و از نعمت پروردگارت سخن بگوى.///و از موهبت پروردگارت [رسالت و معارف‌] سخن گوى///و از نعمت پروردگار خویش [با مردم‌] سخن گوى.///و نعمت پروردگارت را بازگو کن!///و اما نعمت پروردگارت را (که مقام نبوت و تقرب کامل به خدا یافتی، بر امت) باز گو.///و اما درباره نعمت پروردگارت [با سپاس‌] سخن بگوی‌///و نعمتهای پروردگارت را بازگو کن!///و اما به نعمت پروردگار خویش پس زبان گشای‌///و اما به وسیله‌ی نعمت پروردگارت، پس (آن را) بازگو کن. quran_en_fa Have We not expanded thee thy breast?- آیا سینه‌ات را [به نوری از سوی خود] گشاده نکردیم؟///آیا سینه‌ات را [به نوری از سوی خود] گشاده نکردیم؟///آیا سینه‌ات را برایت نگشودیم؟///آیا ما سینه تو را فراخ نکردیم///آیا براى تو سینه‌ات را نگشاده‌ایم؟///[اى پیامبر!] آیا سینه‌ات را نگشاده‌ایم؟///(ای رسول گرامی) آیا ما تو را (به نعمت حکمت و رسالت) شرح صدر (و بلندی همت) عطا نکردیم؟///آیا دلت را برایت گشاده نداشتیم؟///آیا ما سینه تو را گشاده نساختیم،///آیا فراخ نگردانیدیم (گشاده نداشتیم) برایت سینه‌ات را///آیا سینه‌ات را برایت نگشادیم‌؟ quran_en_fa And removed from thee thy burden و بار گرانت را فرو ننهادیم؟///و بار گرانت را فرو ننهادیم؟///و بار گرانت را از پشتت برنداشتیم؟///و بار گرانت را از تو فرو نهادیم///و بار گرانت را از [دوش‌] تو برنداشتیم؟///و بار سنگینت را از [دوش] تو برنداشتیم؟///و بار سنگین (گناه) را (به اعطای مقام عصمت) از تو برداشتیم.///و بارت را [از دوشت‌] برنگرفتیم؟///و بار سنگین تو را از تو برنداشتیم؟!///و نهادیم از تو بارت را///و بار گرانت را از دوشت بر نداشتیم‌؟ quran_en_fa The which did gall thy back?- همان بار گرانی که پشتت را شکست.///همان بار گرانی که پشتت را شکست.///بارى که بر پشت تو سنگینى مى‌کرد؟///که پشتت را شکسته بود/// [بارى‌] که [گویى‌] پشت تو را شکست.///آن [بار گران] که براى تو کمرشکن بود.///در صورتی که آن بار سنگین ممکن بود پشت تو را گران دارد.///همان که می‌خواست پشت را بشکند///همان باری که سخت بر پشت تو سنگینی می‌کرد!///آن را که بشکست پشتت را///(باری گران) که پشتت را شکسته. quran_en_fa And raised high the esteem (in which) thou (art held)? و آوازه‌ات را برایت بلند نکردیم؟///و آوازه‌ات را برایت بلند نکردیم؟///آیا تو را بلندآوازه نساختیم؟///و آوازه‌ات را بلند کردیم///و نامت را براى تو بلند گردانیدیم.///و نام تو را بلند [آوازه] کردیم.///و نام نکوی تو را (به رغم دشمنان، در عالم) بلند کردیم.///و آوازه‌ات را بلند گرداندیم‌///و آوازه تو را بلند ساختیم!///و بلند ساختیم برایت نامت (یا سخنت) را///و نامت را برایت بلند نگردانیدیم‌؟ quran_en_fa So, verily, with every difficulty, there is relief: پس بی تردید با دشواری آسانی است.///پس بی تردید با دشواری آسانی است.///پس، از پى دشوارى آسانى است.///پس بى‌تردید با [هر] دشوارى آسانى است///پس [بدان که‌] با دشوارى، آسانى است.///پس [بدان که] با هر سختى، آسانى است.///پس (بدان که به لطف خدا) با هر سختی البته آسانی هست.///بی‌گمان در جنب دشواری، آسانی است‌///به یقین با (هر) سختی آسانی است!///همانا با سختی است گشایشی‌///پس به‌راستی با دشواری، آسانی است. quran_en_fa Verily, with every difficulty there is relief. [آری] بی تردید با دشواری آسانی است.///[آری] بی تردید با دشواری آسانی است.///هر آینه از پى دشوارى آسانى است.///[آرى‌] مسلما با [هر] دشوارى آسانى است///آرى، با دشوارى، آسانى است.///[آرى!] با هر سختى، آسانى است.///و با هر سختی البته آسانی هست.///آری در جنب دشواری آسانی است‌///(آری) مسلما با (هر) سختی آسانی است،///همانا با سختی است گشایشی‌///به‌درستی با دشواری، آسانی است. quran_en_fa Therefore, when thou art free (from thine immediate task), still labour hard, پس هنگامی که [از کار بسیار مهم تبلیغ] فراغت می‌یابی، به عبادت و دعا بکوش///پس هنگامی که [از کار بسیار مهم تبلیغ] فراغت می‌یابی، به عبادت و دعا بکوش///چون از کار فارغ شوى، به عبادت کوش.///پس چون فراغت یافتى به [عبادت‌] کوش///پس چون فراغت یافتى، به طاعت درکوش؛///پس هرگاه [از کار] فارغ شدى، [برای کار تازه] بکوش و رنج آن را بر خود هموار کن!///پس چون از نماز و طاعت پرداختی برای دعا همت مصروف دار.///پس چون فراغت یافتی، [در دعا] بکوش‌///پس هنگامی که از کار مهمی فارغ می‌شوی به مهم دیگری پرداز،///پس هر گاه که فراغت یافتی بایست (بکوش)///پس چون (از کار رسالتت) فراغت یافتی، (برای خود جایگزینی) نصب کن‌. quran_en_fa And to thy Lord turn (all) thy attention. و مشتاقانه به سوی پروردگارت رو آور.///و مشتاقانه به سوی پروردگارت رو آور.///و به پروردگارت مشتاق شو.///و با اشتیاق به سوى پروردگارت روى آور///و با اشتیاق، به سوى پروردگارت روى آور.///و مشتاقانه به سوى پروردگارت روى آور!///و به سوی خدای خود همیشه متوجه و مشتاق باش.///و به سوی پروردگارت بگرای‌///و به سوی پروردگارت توجه کن!///و بسوی پروردگار خویش بگرای‌///و با اشتیاق، سوی پروردگارت روی آر. quran_en_fa By the Fig and the Olive, سوگند به انجیر و زیتون///سوگند به انجیر و زیتون///سوگند به انجیر و زیتون،///سوگند به انجیر و زیتون///سوگند به [کوه‌] تین و زیتون،///سوگند به انجیر و زیتون!///قسم به تین و زیتون (دو میوه معروف انجیر و زیت یا دو معبد بزرگ کعبه و بیت المقدس).///سوگند به [سرزمین قدسی‌] انجیر و زیتون‌///قسم به انجیر و زیتون [یا: قسم به سرزمین شام و بیت المقدس‌]،///سوگند به انجیر و زیتون‌///سوگند به انجیر و زیتون. quran_en_fa And the Mount of Sinai, و سوگند به طور سینا///و سوگند به طور سینا///سوگند به طور مبارک،///و به طور سینا///و طور سینا،///سوگند به طور سینا!///و قسم به طور سینا.///و سوگند به طور سینا///و سوگند به «طور سینین»،///و طور سینین (یا سینا)///و سوگند به طور سینا. quran_en_fa And this City of security,- و سوگند به این [مکه] شهر امن///و سوگند به این [مکه] شهر امن///سوگند به این شهر ایمن،///و به این شهر امن///و این شهر امن [و امان‌]،///سوگند به [مکه] این شهر امن!///و قسم به این شهر امن و امان (مکه معظم).///و سوگند به این شهر [و حرم‌] امن‌///و قسم به این شهر امن [= مکه‌]،///و این شهر آرام (یا ایمن)///و سوگند به این شهر [: مکه‌ی مکرمه] پر از امن. quran_en_fa We have indeed created man in the best of moulds, که ما انسان را در نیکوترین نظم و اعتدال و ارزش آفریدیم.///که ما انسان را در نیکوترین نظم و اعتدال و ارزش آفریدیم.///که ما آدمى را در نیکوتر اعتدالى بیافریدیم.///که به راستى ما انسان را به نیکوترین ساختار آفریدیم/// [که‌] براستى انسان را در نیکوترین اعتدال آفریدیم.///که ما انسان را در نیکوترین ساختار آفریدیم.///که ما انسان را در نیکوترین صورت (در مراتب وجود) بیافریدیم.///به راستی که انسان را در بهترین قوام آفریده‌ایم‌///که ما انسان را در بهترین صورت و نظام آفریدیم،///که آفریدیم انسان را در نکوتر اندام‌///(که) به‌راستی انسان را بی‌گمان در نیکوترین سازمان آفریدیم. quran_en_fa Then do We abase him (to be) the lowest of the low,- آن گاه او را [به سبب گناهکاری] به [مرحله] پست‌ترین پستان بازگرداندیم.///آن گاه او را [به سبب گناهکاری] به [مرحله] پست‌ترین پستان بازگرداندیم.///آنگاه او را فروتر از همه فروتران گردانیدیم.///سپس او را [به سبب کفرش‌] به پست‌ترین درکات بازگرداندیم///سپس او را به پست‌ترین [مراتب‌] پستى بازگردانیدیم؛///سپس او را به پست‌ترین مرحله بازگرداندیم.///سپس (به کیفر کفر و گناهش) به اسفل سافلین (جهنم و پست‌ترین رتبه امکان) برگردانیدیم.///سپس او را به فرودین فرود باز گرداندیم‌///سپس او را به پایین‌ترین مرحله بازگرداندیم،///سپس بازگردانیدیمش فرود فرودین‌///سپس او را به پست‌ترین پست‌ها بازگردانیدیم. quran_en_fa Except such as believe and do righteous deeds: For they shall have a reward unfailing. مگر آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، پس آنان را پاداشی بی منت و همیشگی است.///مگر آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، پس آنان را پاداشی بی منت و همیشگی است.///مگر آنان که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته کرده‌اند که پاداشى بى‌پایان دارند.///مگر آنها را که ایمان آورده اعمال صالح کردند که برایشان پاداشى بى‌پایان است///مگر کسانى را که گرویده و کارهاى شایسته کرده‌اند، که پاداشى بى‌منت خواهند داشت.///مگر کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند که آنان پاداشى همیشه ماندگار دارند.///مگر آنان که ایمان آورده و نیکوکار شدند که به آنها پاداش دائمی (بهشت ابد) عطا کنیم.///مگر کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، که ایشان را پاداشی ناکاسته [/بی‌منت‌] است‌///مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند که برای آنها پاداشی تمام‌نشدنی است!///مگر آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند که ایشان را است مزدی بی‌پایان‌///مگر کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته (ی ایمان) کردند، که برایشان پاداشی بی‌منت و بی‌پایان است. quran_en_fa Then what can, after this, contradict thee, as to the judgment (to come)? [ای انسان!] پس چه چیزی تو را بعد [از این همه دلایل] به تکذیب دین و [روز قیامت]، وامی دارد؟///[ای انسان!] پس چه چیزی تو را بعد [از این همه دلایل] به تکذیب دین و [روز قیامت]، وامی دارد؟///پس چیست که با این حال تو را به تکذیب قیامت وامى‌دارد؟///پس چیست که تو را به تکذیب روز جزا وا مى‌دارد///پس چه چیز، تو را بعد [از این‌] به تکذیب جزا وامى‌دارد؟///پس [اى انسان!] بعد از این [همه دلایل‌]، چه چیزی تو را به تکذیب قیامت وامى‌دارد؟///پس (ای انسان مشرک ناسپاس) چه تو را بر آن داشت که دین حق و روز جزا را تکذیب کنی؟///[ای انسان‌] با این حال چه چیزی تو را به انکار روز جزا کشانید؟///پس چه چیز سبب می‌شود که بعد از این همه (دلایل روشن) روز جزا را انکار کنی؟!///پس چه چیز تکذیب کند تو را از این پس به دین‌///پس چه چیز تو را پس از این به تکذیب دین وادار (و بدبین) می‌کند. quran_en_fa Is not Allah the wisest of judges? آیا خدا بهترین داوران نیست؟///آیا خدا بهترین داوران نیست؟///آیا خدا داورترین داوران نیست؟///آیا خدا بهتر از همه حکم کنندگان نیست///آیا خدا نیکوترین داوران نیست؟///آیا خدا بهترین داوران نیست؟///آیا خدا مقتدرترین و عادل‌ترین حکمفرمایان عالم نیست؟///آیا خداوند داورترین داوران نیست؟///آیا خداوند بهترین حکم‌کنندگان نیست؟!///آیا نیست خدا حکم‌کننده‌ترین حکم‌کنندگان‌///آیا خدا حاکمترین داوران نیست‌؟ quran_en_fa Proclaim! (or read!) in the name of thy Lord and Cherisher, Who created- بخوان به نام پروردگارت که [همه آفریده‌ها را] آفریده؛///بخوان به نام پروردگارت که [همه آفریده‌ها را] آفریده؛///بخوان به نام پروردگارت که بیافرید.///بخوان به نام پروردگارت که آفرید///بخوان به نام پروردگارت که آفرید.///بخوان به نام پروردگارت که آفرید.///(ای رسول گرامی برخیز و قرآن را) به نام پروردرگارت که خدای آفریننده عالم است (بر خلق) قرائت کن.///بخوان به نام پروردگارت که آفریده است‌///بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفرید،///بخوان به نام پروردگار خویش که آفرید///بخوان به نام پروردگارت که آفرید. quran_en_fa Created man, out of a (mere) clot of congealed blood: [همان که] انسان را از علق به وجود آورد.///[همان که] انسان را از علق به وجود آورد.///آدمى را از لخته‌خونى بیافرید.///انسان را از خون بسته‌اى آفرید///انسان را از علق آفرید.///انسان را از خون بسته آفرید.///آن خدایی که آدمی را از خون بسته (که تحول نطفه است) بیافرید.///که انسان را از [نطفه و سپس‌] خون بسته آفریده است‌///همان کس که انسان را از خون بسته‌ای خلق کرد!///آفرید انسان را از خون بسته‌///انسان را از علق [: میلیون‌ها آویزه‌ی منی] آفرید. quran_en_fa Proclaim! And thy Lord is Most Bountiful,- بخوان در حالی که پروردگارت کریم‌ترین [کریمان] است.///بخوان در حالی که پروردگارت کریم‌ترین [کریمان] است.///بخوان، و پروردگار تو ارجمندترین است.///بخوان که پروردگارت از همه کریم‌تر است///بخوان، و پروردگار تو کریمترین [کریمان‌] است.///بخوان که پروردگار تو از همه گرامى‌تر است.///بخوان و (بدان که) پروردگار تو کریم‌ترین کریمان عالم است.///بخوان و پروردگار تو بس گرامی است‌///بخوان که پروردگارت (از همه) بزرگوارتر است،///بخوان و پروردگار تو است مهتر///بخوان و پروردگار تو کریم‌ترین است. quran_en_fa He Who taught (the use of) the pen,- همان که به وسیله قلم آموخت،///همان که به وسیله قلم آموخت،///خدایى که به وسیله قلم آموزش داد،///همان که به وسیله قلم آموخت///همان کس که به وسیله قلم آموخت.///همان که با قلم آموخت.///آن خدایی که بشر را علم نوشتن به قلم آموخت.///همان که با قلم [و کتابت انسان را] آموزش داد///همان کسی که بوسیله قلم تعلیم نمود،///آنکه بیاموخت قلم را///کسی که با قلم آموزش داد. quran_en_fa Taught man that which he knew not. [و] به انسان آنچه را نمی‌دانست تعلیم داد.///[و] به انسان آنچه را نمی‌دانست تعلیم داد.///به آدمى آنچه را که نمى‌دانست بیاموخت.///به انسان آنچه را نمى‌دانست یاد داد///آنچه را که انسان نمى‌دانست [بتدریج به او] آموخت.///آنچه را انسان نمى‌دانست، به او آموخت.///به آدمی آنچه را که نمی‌دانست تعلیم داد.///به انسان چیزی را که نمی‌دانست، آموخت‌///و به انسان آنچه را نمی‌دانست یاد داد!///آموخت به انسان آنچه را ندانست‌///آنچه را که انسان نمی‌دانست به او آموزش داد. quran_en_fa Nay, but man doth transgress all bounds, این چنین نیست [که انسان سپاس گزار باشد] مسلما انسان سرکشی می‌کند.///این چنین نیست [که انسان سپاس گزار باشد] مسلما انسان سرکشی می‌کند.///حقا که آدمى نافرمانى مى‌کند،///چنین نیست [که مى‌پندارند]، بى‌شک آدمى طغیان مى‌کند///حقا که انسان سرکشى مى‌کند،///این چنین نیست [که انسان سپاس‌گزار باشد]، بى‌گمان آدمى سرکشى مى‌کند.///راستی که انسان سرکش و مغرور می‌شود.///چنین نیست، بی‌گمان انسان سر به طغیان برآورد///چنین نیست (که شما می‌پندارید) به یقین انسان طغیان می‌کند،///نه چنین است همانا انسان سرکشی کند///چنان نیست (که انسان سرنهد). همواره انسان بی‌گمان سرکشی می‌کند، quran_en_fa In that he looketh upon himself as self-sufficient. برای اینکه خود را بی نیاز می‌پندارد.///برای اینکه خود را بی نیاز می‌پندارد.///هرگاه که خویشتن را بى‌نیاز بیند.///همین که خود را بى‌نیاز بیند///همین که خود را بى‌نیاز پندارد.///چون که خود را بى‌نیاز مى‌پندارد.///چون که خود را در غنا و دارایی ببیند.///از این که خود را بی‌نیاز [و توانگر] بیند///از اینکه خود را بی‌نیاز ببیند!///که بیندش بی‌نیاز شود///که خود را بی‌نیاز دید. quran_en_fa Verily, to thy Lord is the return (of all). بی تردید بازگشت به سوی پروردگار توست.///بی تردید بازگشت به سوی پروردگار توست.///هر آینه بازگشت به سوى پروردگار توست.///مسلما بازگشت، به سوى پروردگار تو است///در حقیقت، بازگشت به سوى پروردگار توست.///به راستی بازگشت همه به سوى پروردگار توست.///محققا (پس از مرگ) باز گشت به سوی پروردگار تو خواهد بود.///همانا بازگشت به سوی پروردگار توست‌///و به یقین بازگشت (همه) به سوی پروردگار تو است!///همانا بسوی پروردگار تو است بازگشت‌///بی‌امان بازگشت (شان) سوی پروردگار تو است. quran_en_fa Seest thou one who forbids- مرا خبر ده، آیا آن کسی که باز می‌دارد،///مرا خبر ده، آیا آن کسی که باز می‌دارد،///آیا دیدى آن کس را که منع مى‌کند///مگر آن را نبینى که باز مى‌دارد///آیا دیدى آن کس را که باز مى‌داشت،///آیا دیدى آن کس را که بازمى‌داشت،///دیدی آن کس را که منع (و تمسخر) می‌کرد؟///آیا نگریسته‌ای کسی را که باز می‌دارد///به من خبر ده آیا کسی که نهی می‌کند،///آیا دیدی آن را که بازدارد///آیا دیدی آن کس را که باز می‌داشت‌؛ quran_en_fa A votary when he (turns) to pray? بنده‌ای را هنگامی که نماز می‌خواند؟///بنده‌ای را هنگامی که نماز می‌خواند؟///بنده‌اى را که نماز مى‌خواند؟///وقتى بنده‌اى نماز کند///بنده‌اى را آنگاه که نماز مى‌گزارد؟///بنده‌اى را، آن‌گاه که نماز مى‌خواند؟///آن بنده خدای را که به نماز مشغول شد؟ (مراد ابو جهل است که بر نماز، پیغمبر و اصحابش را به مسخرگی می‌آزرد).///بنده‌ای را که به نماز برخیزد///بنده‌ای را به هنگامی که نماز می‌خواند (آیا مستحق عذاب الهی نیست)؟!///بنده‌ای را گاهی که نماز گزارد///بنده‌ای را آن‌گاه که نماز می‌گزارد؟ quran_en_fa Seest thou if he is on (the road of) Guidance?- مرا خبر ده، اگر این بنده نمازگزار بر راه راست باشد///مرا خبر ده، اگر این بنده نمازگزار بر راه راست باشد///چه مى‌بینى اگر آن مرد بر طریق هدایت باشد؟///چه پندارى اگر این بنده بر هدایت باشد///چه پندارى اگر او بر هدایت باشد،///آیا اندیشیده‌اى که اگر [آن نمازگزار] بر هدایت باشد،///آیا چه می‌بینی اگر آن بنده (یا رسول) به راه راست باشد.///آیا اندیشیده‌ای که اگر [پیامبر و پیرو او] بر طریق هدایت باشد///به من خبر ده اگر این بنده به راه هدایت باشد،///آیا دیدی اگر بود بر هدایت‌///آیا دیدی اگر آن بنده بر هدایت، راهوار و استوار بوده، quran_en_fa Or enjoins Righteousness? یا [دیگران را] به پرهیزکاری وادارد؟ [آیا آن بازدارنده سزاوار کیفر سخت نیست؟]///یا [دیگران را] به پرهیزکاری وادارد؟ [آیا آن بازدارنده سزاوار کیفر سخت نیست؟]///یا به پرهیزگارى فرمان دهد؟///یا به پارسایى فرمان دهد [آزارش چه زشت است؟]///یا به پرهیزگارى وادارد [براى او بهتر نیست‌]؟///یا به تقوا فرمان دهد [سزاى نهى‌کننده‌ی او چیست]؟///و خلق را به تقوا و پرهیزکاری امر کند (حال آنکه او را از نماز باز می‌دارد چگونه خواهد بود).///یا امر به پرهیزگاری کند [بر حق است‌]///یا مردم را به تقوا فرمان دهد (آیا نهی کردن او سزاوار است)؟!///یا فرمود به پرهیزکاری‌///یا (دیگران را هم) به پرهیزگاری واداشته؟ quran_en_fa Seest thou if he denies (Truth) and turns away? مرا خبر ده، اگر این بازدارنده [دین را] تکذیب کند و [از فرمان حق] روی برگرداند [مستحق مجازات سخت نیست؟!]///مرا خبر ده، اگر این بازدارنده [دین را] تکذیب کند و [از فرمان حق] روی برگرداند [مستحق مجازات سخت نیست؟!]///چه مى‌بینى اگر تکذیب کند و رویگردان شود؟///مگر ندانى که اگر تکذیب کند و روى بگرداند [سزا خواهد دید]/// [و باز] آیا چه پندارى [که‌] اگر او به تکذیب پردازد و روى برگرداند [چه کیفرى در پیش دارد]؟///آیا اندیشیده‌اى که [آن کافر] اگر [حق را] تکذیب کند و روى برگرداند [فقط خود را هلاک ساخته است]؟///آیا شما مردم بر این کس که حق را تکذیب می‌کند و (از رسول او) رو می‌گرداند چه رأی می‌دهید؟///آیا اندیشیده‌ای که اگر انکار پیشه کند و روی برتابد [فقط خود را نابود سازد]///به من خبر ده اگر (این طغیانگر) حق را انکار کند و به آن پشت نماید (آیا مستحق مجازات الهی نیست)؟!///آیا دیدی اگر تکذیب کرد و پشت کرد///آیا دیدی اگر (این) بازداشته شده به تکذیب پردازد و روی برگرداند (چه کیفری در پیش دارد)؟ quran_en_fa Knoweth he not that Allah doth see? مگر ندانسته که قطعا خدا [همه کارهایش را] می‌بیند؟///مگر ندانسته که قطعا خدا [همه کارهایش را] می‌بیند؟///آیا ندانسته است که خدا مى‌بیند؟///آیا ندانسته است که یقینا خدا مى‌بیند///مگر ندانسته که خدا مى‌بیند؟///آیا [انسان] نمى‌داند که خداوند [او را] مى‌بیند؟///آیا او ندانست که خدا (اعمال زشتش را) می‌بیند (و از او روزی انتقام می‌کشد).///آیا نمی‌داند که همانا خداوند [همه چیز را] می‌بیند؟///آیا او ندانست که خداوند (همه اعمالش را) می‌بیند؟!///آیا ندانست که خدا می‌بیند///مگر ندانست که خدا همواره می‌بیند؟ quran_en_fa Let him beware! If he desist not, We will drag him by the forelock,- این چنین نیست که می‌پندارد [که ما کارهایش را زیرنظر نداریم،] اگر [از کارهایش] باز نایستد، به شدت موی جلوی سرش را می‌گیریم [و به سوی دوزخ می‌کشانیم.]///این چنین نیست که می‌پندارد [که ما کارهایش را زیرنظر نداریم،] اگر [از کارهایش] باز نایستد، به شدت موی جلوی سرش را می‌گیریم [و به سوی دوزخ می‌کشانیم.]///حقا، که اگر بازنایستد موى پیش سرش را مى‌گیریم و مى‌کشیم.///حاشا که اگر دست بر ندارد موى پیشانى او را گرفته [به دوزخ‌] مى‌کشانیمش///زنهار، اگر باز نایستد، موى پیشانى [او] را سخت بگیریم؛///چنین نیست [که او مى‌پندارد]! اگر [از کارهایش] دست برندارد، موى پیشانى او را سخت می‌گیریم و [به سوى دوزخ] مى‌کشیم،///هرگز (این را نداند)، اگر او (از کفر و ظلم و تکذیبش) دست نکشد البته ما موی پیشانیشن (به قهر و انتقام) بگیریم.///حاشا، اگر از آن کار دست بر ندارد، موی پیشانی او را به سختی بگیریم‌///چنان نیست که او خیال می‌کند، اگر دست از کار خود برندارد، ناصیه‌اش [= موی پیش سرش‌] را گرفته (و به سوی عذاب می‌کشانیم)،///نه چنین است همانا اگر دست برنداشت کشانیمش به پیشانی‌///زنهار! اگر به‌راستی باز نایستد، پیشانیش را بی‌امان سخت برگیریم؛ quran_en_fa A lying, sinful forelock! [آری] موی جلوی سر دروغگوی خطاپیشه را///[آری] موی جلوی سر دروغگوی خطاپیشه را///موى پیش سر دروغگوى خطاکار را.///موى پیشانى دروغزن خطاکار را/// [همان‌] موى پیشانى دروغزن گناه‌پیشه را.///موى پیشانى دروغگوى خطاکار را.///آن پیشانی دروغزن خطا پیشه را (به خاک هلاک کشیم).///موی پیشانی دروغ‌زن خطاپیشه را///همان ناصیه دروغگوی خطاکار را!///پیشانی دروغگوی لغزشکار///(همان) پیشانی دروغزن خطاکار را. quran_en_fa Then, let him call (for help) to his council (of comrades): پس [اگر بخواهد] اهل مجلس و انجمنش را [برای یاری دادنش] فرا خواند،///پس [اگر بخواهد] اهل مجلس و انجمنش را [برای یاری دادنش] فرا خواند،///پس همدمان خود را بخواند.///پس او گروهش را بخواند/// [بگو] تا گروه خود را بخواند.///پس او اهل محفلش را [به یارى] بخواند.///آن گاه او هر که از قبیله و عشیره خود را خواهد بخواند (که از هلاکش برهانند و هیچ کس نتواند).///پس [مذبوحانه‌] هم‌مجلسانش را [به کمک‌] بخواند///سپس هر که را می‌خواهد صدا بزند (تا یاریش کند)!///پس بخواند انجمنش را///پس باید گروه ویژه‌ی خود را بخواند. quran_en_fa We will call on the angels of punishment (to deal with him)! ما هم به زودی مأموران آتش دوزخ را فرا می‌خوانیم.///ما هم به زودی مأموران آتش دوزخ را فرا می‌خوانیم.///ما نیز کارگزاران دوزخ را فرا مى‌خوانیم.///ما هم آتشبانان را خواهیم خواند///بزودى آتشبانان را فرا خوانیم.///ما هم به زودى مأموران دوزخ را فرامى‌خوانیم.///ما هم زبانیه دوزخ را (که فرشتگان قهر و عذاب و مأموران آتش جهنم‌اند، بر گرفتن او) می‌خوانیم.///ما نیز آتشبانان دوزخ را فراخوانیم‌///ما هم بزودی مأموران دوزخ را صدا می‌زنیم (تا او را به دوزخ افکنند)!///زود است بخوانی (نگهبانان) دوزخ را///به زودی آتش‌بانان را فراخوانیم. quran_en_fa Nay, heed him not: But bow down in adoration, and bring thyself the closer (to Allah)! این چنین نیست [که بتواند برای نجات خود کاری کند]، هرگز از او اطاعت مکن، و سجده کن و به خدا تقرب جوی.///این چنین نیست [که بتواند برای نجات خود کاری کند]، هرگز از او اطاعت مکن، و سجده کن و به خدا تقرب جوی.///نه، هرگز، از او پیروى مکن و سجده کن و به خدا نزدیک شو.///زنهار اطاعت او مکن و سجده کن و تقرب جوى///زنهار! فرمانش مبر، و سجده کن، و خود را [به خدا] نزدیک گردان.///نه! [ای پیامبر!] از او فرمان مبر! و [در برابر خدا] سجده کن! و [به او] نزدیک شو!///(ای رسول گرامی) چنین نیست (که ابو جهل پنداشته که تو را به زجر و ظلم مطیع خود تواند کرد) تو هیچ از او اطاعت مکن و به نماز و سجده خدا پرداز و به حق نزدیک شو (که سجده و نماز موجب قرب حضرت بی نیاز است).///حاشا، از او پیروی مکن، و سجده بر و تقرب بجوی‌///چنان نیست (که آن طغیانگر می‌پندارد)؛ هرگز او را اطاعت مکن، و سجده نما و (به خدا) تقرب جوی!///نه چنین است فرمانبرداریش نکن و سجده کن و نزدیک شو (چشم به راه باش)///زنهار! فرمانش مبر و سجده کن و برای قرب الهی کاوش و پویش نمای. quran_en_fa We have indeed revealed this (Message) in the Night of Power: ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم.///ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم.///ما در شب قدرش نازل کردیم.///همانا ما آن [قرآن‌] را در شب قدر نازل کردیم///ما [قرآن را] در شب قدر نازل کردیم.///ما آن [قرآن] را در شب قدر فروفرستادیم.///ما این قرآن عظیم الشأن را در شب قدر نازل کردیم.///ما آن [قرآن‌] را در شب قدر نازل کرده‌ایم‌///ما آن [= قرآن‌] را در شب قدر نازل کردیم!///همانا فرستادیمش در شب قدر///ما بی‌گمان این (قرآن) را در شب قدر نازل کردیم. quran_en_fa And what will explain to thee what the night of power is? تو چه می‌دانی شب قدر چیست؟///تو چه می‌دانی شب قدر چیست؟///و تو چه دانى که شب قدر چیست؟///و تو چه مى‌دانى شب قدر چیست///و از شب قدر، چه آگاهت کرد.///و چه می‌دانى که شب قدر چیست؟///و چه تو را به عظمت این شب قدر آگاه تواند کرد؟///و تو چه دانی شب قدر چیست؟///و تو چه می‌دانی شب قدر چیست؟!///و چه دانستت چیست شب قدر///و چه فهمانیدت (که) شب قدر چیست‌؟ quran_en_fa The Night of Power is better than a thousand months. شب قدر، بهتر از هزار ماه است.///شب قدر، بهتر از هزار ماه است.///شب قدر بهتر از هزار ماه است.///شب قدر از هزار ماه بهتر است///شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است.///شب قدر از هزار ماه بهتر است.///شب قدر از هزار ماه بهتر و بالاتر است.///شب قدر بهتر از هزار ماه [عادی‌] است‌///شب قدر بهتر از هزار ماه است!///شب قدر بهتر است از هزار ماه‌///شب قدر از هزار ماه بهتر است. quran_en_fa Therein come down the angels and the Spirit by Allah's permission, on every errand: فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان برای [تقدیر و تنظیم] هر کاری نازل می‌شوند.///فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان برای [تقدیر و تنظیم] هر کاری نازل می‌شوند.///در آن شب فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان براى انجام دادن کارها نازل مى‌شوند.///در آن شب فرشتگان و روح به اذن پروردگارشان از براى هر کارى فرو مى‌آیند///در آن [شب‌] فرشتگان، با روح، به فرمان پروردگارشان، براى هر کارى [که مقرر شده است‌] فرود آیند؛///در آن [شب]، فرشتگان و روح به اجازه‌ی پروردگارشان براى [تقدیر] هر کارى فرود می‌آیند.///در این شب فرشتگان و روح (یعنی جبرئیل) به اذن خدا (بر مقام ولایت نبی و امام عصر علیه السلام) از هر فرمان و دستور الهی نازل می‌شوند (و سرنوشت و مقدرات خلق را نازل می‌گردانند).///در آن [شب‌] فرشتگان و جبرئیل به اذن پروردگارشان برای انجام هر کار فرود آیند///فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان برای (تقدیر) هر کاری نازل می‌شوند.///فرود آیند فرشتگان و روح در آن به دستور پروردگارشان در هر کار///در آن (شب) فرشتگان، با روح]: سرپرست فرشتگان [به فرمان پروردگارشان، از هر فرمانی، چیزی و کاری (که مقرر شده) فرود آیند. quran_en_fa Peace!... This until the rise of morn! این شب تا برآمدن سپیده دم [سراسر] سلام و رحمت است.///این شب تا برآمدن سپیده دم [سراسر] سلام و رحمت است.///آن شب تا طلوع بامداد همه سلام و درود است.///شبى سراسر سلامت است تا صبحدم/// [آن شب‌] تا دم صبح، صلح و سلام است.///[آن شب] تا دمیدن سپیده، [سراسر] سلام و رحمت است.///این شب (رحمت و) سلامت و تهنیت است تا صبحگاه.///[این شب‌] تا دمیدن سپیده‌دم آکنده از سلامت [و امن و امان‌] است‌///شبی است سرشار از سلامت (و برکت و رحمت) تا طلوع سپیده!///سلامی است آن تا برآمدن بامداد///آن (شب) تا درخشش شکاف صبحگاهان، صلح و سلام است. quran_en_fa Those who reject (Truth), among the People of the Book and among the Polytheists, were not going to depart (from their ways) until there should come to them Clear Evidence,- کافران از اهل کتاب و مشرکان [از آیین خود] جدا نمی‌شدند تا آن دلیل روشن برای آنان بیاید.///کافران از اهل کتاب و مشرکان [از آیین خود] جدا نمی‌شدند تا آن دلیل روشن برای آنان بیاید.///کافران اهل کتاب و مشرکان دست برندارند تا برایشان برهانى روشن بیاید:///کافران اهل کتاب و مشرکان [از آیین خود] دست بردار نبودند تا این که دلیل روشنى برایشان بیاید///کافران اهل کتاب و مشرکان، دست‌بردار نبودند تا دلیلى آشکار بر ایشان آید:///کافران اهل کتاب و مشرکان، [از آیین خود] جدا نمى‌شدند تا آن که دلیلی روشن برایشان بیاید.///کافران اهل کتاب و مشرکان (از کفر و عصیان) منفک نبودند (و به راه صواب هدایت نمی‌یافتند) تا آنکه برهان و حجت حق بر آنها بیاید.///کافران از میان اهل کتاب و مشرکان، دست بردار نبودند، تا آنکه برایشان حجت هویدا آمد///کافران از اهل کتاب و مشرکان (می‌گفتند:) دست از آیین خود برنمی‌دارند تا دلیل روشنی برای آنها بیاید،///نبودند آنان که کفر ورزیدند از اهل کتاب و مشرکان دست بردارندگان تا بیایدشان نشانی‌///کافران -از اهل کتاب و مشرکان‌- (از انحراف‌شان) دست‌بردار نبودند تا ایشان را حجتی آشکار آید. quran_en_fa An messenger from Allah, rehearsing scriptures kept pure and holy: [آن دلیل روشن] فرستاده‌ای [چون پیامبر اسلام] از سوی خداست که صحیفه هایی پاک را می‌خواند.///[آن دلیل روشن] فرستاده‌ای [چون پیامبر اسلام] از سوی خداست که صحیفه هایی پاک را می‌خواند.///پیامبرى از جانب خدا که صحیفه‌هاى پاک را مى‌خواند.///پیامبرى از جانب خدا که صحیفه‌هاى پاکى را بر آنها بخواند///فرستاده‌اى از جانب خدا که [بر آنان‌] صحیفه‌هایى پاک را تلاوت کند،///پیامبرى از سوى خدا که کتاب‌هایی پاک می‌خواند.///رسولی از جانب خدا (چون محمد صلی الله علیه و آله و سلم) که کتب آسمانی پاک و منزه (از خطا و تحریف) را بر آنها تلاوت کند.///پیامبری از سوی خداوند که بر آنان صحیفه‌های پاک [آسمانی‌] می‌خواند///پیامبری از سوی خدا (بیاید) که صحیفه‌های پاکی را (بر آنها) بخواند،///فرستاده‌ای از خدا که خواند نامه‌هائی پاک شده‌///فرستاده‌ای از جانب خدا که بر آنان صحیفه‌هایی بسی پاک شده‌ی [: وحیانی] را تلاوت کند. quran_en_fa Wherein are laws (or decrees) right and straight. در آنها نوشته هایی استوار و باارزش است؛///در آنها نوشته هایی استوار و باارزش است؛///در آنها نوشته‌هایى است راست و درست.///که در آن، نوشته‌هاى صحیح و استوارى است [اما ایمان نیاوردند]///که در آنها نوشته‌هاى استوار است.///در آن‌ها نوشته‌هایى استوار و با ارزش است.///که در آن کتب نامه‌های حقیقت و راستی (و نگهبان سنت عدل الهی) مسطور است.///که در آنها نوشته‌های استواری هست‌///و در آن نوشته‌های صحیح و پرارزشی باشد! (ولی هنگامی که آمد ایمان نیاوردند، مانند اهل کتاب).///در آنها است نوشته‌هائی استوار///در آنها نوشته‌هایی استوار، پای‌برجا و پر بهاست. quran_en_fa Nor did the People of the Book make schisms, until after there came to them Clear Evidence. و اهل کتاب درباره دین، [گروه گروه و] پراکنده نشدند مگر پس از آنکه آن دلیل روشن برای آنان آمد [و به طور کامل نسبت به آنان اتمام حجت شد.]///و اهل کتاب درباره دین، [گروه گروه و] پراکنده نشدند مگر پس از آنکه آن دلیل روشن برای آنان آمد [و به طور کامل نسبت به آنان اتمام حجت شد.]///و اهل کتاب پراکنده نشدند مگر از آن پس که برایشان برهانى روشن آمد.///ولى اهل کتاب پراکنده نشدند مگر پس از آن که این دلیل روشن برایشان آمد [که پیامبر و قرآن است‌]///و اهل کتاب دستخوش پراکندگى نشدند، مگر پس از آنکه برهان آشکار براى آنان آمد.///و اهل کتاب [گروه گروه و] پراکنده نشدند مگر پس از آن که دلیل روشن براى آنان آمد [و حجت تمام شد، سپس درباره‌ی پذیرش آن پراکنده شدند].///و اهل کتاب (در حق این رسول گرامی) راه تفرقه و خلاف نپیمودند مگر پس از آنکه آنها را حجت کامل (در کتب آسمانی بر حقانیت رسول) آمد (و دانسته بر انکار او لجاج و عناد ورزیدند).///و اهل کتاب تفرقه پیشه نکردند، مگر بعد از آنکه برایشان حجت هویدا آمد///اهل کتاب (نیز در دین خدا) اختلاف نکردند مگر بعد از آنکه دلیل روشن برای آنان آمد!///و پراکنده نشدند آنان که داده شدند کتاب را مگر پس از آنکه بیامدشان نشانی‌///و اهل کتاب دستخوش پراکندگی نشدند، مگر پس از آنکه ایشان را (برهان) آشکار آمد. quran_en_fa And they have been commanded no more than this: To worship Allah, offering Him sincere devotion, being true (in faith); to establish regular prayer; and to practise regular charity; and that is the Religion Right and Straight. در حالی که فرمان نیافته بودند جز آنکه خدا را بپرستند، و ایمان و عبادت را برای او از هرگونه شرکی خالص کنند، و حق گرا باشند، و نماز را برپا دارند، و زکات بپردازند؛ و این است آیین استوار و ثابت.///در حالی که فرمان نیافته بودند جز آنکه خدا را بپرستند، و ایمان و عبادت را برای او از هرگونه شرکی خالص کنند، و حق گرا باشند، و نماز را برپا دارند، و زکات بپردازند؛ و این است آیین استوار و ثابت.///و آنان را جز این فرمان ندادند که خدا را بپرستند در حالى که در دین او اخلاص مى‌ورزند. و نماز گزارند و زکات دهند. این است دین درست و راست.///و آنها دستور نداشتند جز این که خداى یگانه را بپرستند و دین را ویژه‌ى او کنند و موحد باشند و نماز را بر پا دارند و زکات دهند و این است دین پایدار///و فرمان نیافته بودند جز اینکه خدا را بپرستند، و در حالى که به توحید گراییده‌اند، دین [خود] را براى او خالص گردانند، و نماز برپا دارند و زکات بدهند، و دین [ثابت و] پایدار همین است.///در حالى که فرمان یافته بودند تنها خدا را بپرستند، دین را براى او خالص ساخته و حق‌گرا باشند و نماز را برپا دارند و زکات بپردازند و این است دین استوار.///در صورتی که (در کتب آسمانی) امر نشده بودند مگر بر اینکه خدا را به اخلاص کامل در دین (اسلام) پرستش کنند و از غیر دین حق روی بگردانند و نماز به پا دارند و زکات (به فقیران) بدهند. این است دین درست.///و جز این فرمان نیافته بودند که خداوند را بپرستند و پاکدینانه دین خود را برای او خالص دارند، و نماز را بر پا دارند و زکات را بپردازند، و این دین استوار است‌///و به آنها دستوری داده نشده بود جز اینکه خدا را بپرستند در حالی که دین خود را برای او خالص کنند و از شرک به توحید بازگردند، نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند؛ و این است آیین مستقیم و پایدار!///و فرموده نشدند مگر آنکه بپرستند خدا را پاک‌دارندگان برای او دین را یکتاپرستان و بپای دارند نماز را و بدهند زکات را و این است دین استوار///و فرمان نیافتند جز اینکه خدا را بپرستند، حال آنکه دین (خود) را برای او خالص‌کننده‌اند (و) از غیر خدا رویگرداننده‌اند و نماز را بر پا بدارند و زکات را بدهند. و دین استوار، پربها و پایدار همین است. quran_en_fa Those who reject (Truth), among the People of the Book and among the Polytheists, will be in Hell-Fire, to dwell therein (for aye). They are the worst of creatures. به یقین کافران از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخ اند و در آن جاودانه‌اند؛ اینانند که بدترین مخلوقاتند.///به یقین کافران از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخ اند و در آن جاودانه‌اند؛ اینانند که بدترین مخلوقاتند.///از اهل کتاب، آنها که کافرند و نیز مشرکان، در آتش جهنمند و در آن همواره خواهند بود. اینان بدترین آفریدگانند.///بى‌تردید کسانى از اهل کتاب که کافر شدند و مشرکان، براى همیشه در آتش دوزخند و آنها بدترین آفریدگانند///کسانى از اهل کتاب که کفر ورزیده‌اند و [نیز] مشرکان در آتش دوزخند، [و] در آن همواره مى‌مانند؛ اینانند که بدترین آفریدگانند.///همانا کسانى از اهل کتاب و مشرکان که کافر شدند، در آتش دوزخند. در آن جاودانه‌اند. آنانند بدترین آفریده‌ها.///محققا آنان که از اهل کتاب کافر شدند (و عیسی و عزیر و رهبانان و احبار را به مقام ربوبیت خواندند) آنها با مشرکان همه در آتش دوزخند و در آن همیشه معذبند، آنها به حقیقت بدترین خلقند.///کافران از میان اهل کتاب و مشرکان در آتش جهنمند، و جاودانه در آنند، اینانند که خود بدترین آفریدگانند///کافران از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخند، جاودانه در آن می‌مانند؛ آنها بدترین مخلوقاتند!///همانا آنان که کفر ورزیدند از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخند جاودانان در آن آنانند بدترین جهانیان‌///بی‌امان کسانی از اهل کتاب که کفر ورزیده‌اند -و (نیز) مشرکان - در آتش دوزخند، حال آنکه در آن ماندگارند؛ اینانند، (هم) ایشان بدترین آفریدگان. quran_en_fa Those who have faith and do righteous deeds,- they are the best of creatures. مسلما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، اینانند که بهترین مخلوقاتند.///مسلما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، اینانند که بهترین مخلوقاتند.///کسانى که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته مى‌کنند بهترین آفریدگانند.///البته کسانى که ایمان آورده و اعمال شایسته کردند، آنهایند که بهترین آفریدگانند///در حقیقت کسانى که گرویده و کارهاى شایسته کرده‌اند، آنانند که بهترین آفریدگانند.///بى‌شک کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، آنان بهترین آفریدگانند.///آنان که ایمان آوردند و نیکوکار شدند آنها به حقیقت بهترین اهل عالمند.///کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، اینانند که خود بهترین آفریدگانند///(اما) کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، بهترین مخلوقات (خدا) یند!///همانا آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند آنانند بهترین جهانیان‌///بی‌گمان کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته‌ی (ایمان) کردند، اینان، (هم) ایشان بهترین آفریدگانند. quran_en_fa Their reward is with Allah: Gardens of Eternity, beneath which rivers flow; they will dwell therein for ever; Allah well pleased with them, and they with Him: all this for such as fear their Lord and Cherisher. پاداششان نزد پروردگارشان بهشت‌های پاینده‌ای است که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، در آنها جاودانه‌اند، خدا از آنان خشنود است و آنان هم از خدا خشنودند؛ این [پاداش] برای کسی است که از پروردگارش بترسد.///پاداششان نزد پروردگارشان بهشت‌های پاینده‌ای است که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است، در آنها جاودانه‌اند، خدا از آنان خشنود است و آنان هم از خدا خشنودند؛ این [پاداش] برای کسی است که از پروردگارش بترسد.///پاداششان در نزد پروردگارشان بهشتهایى است جاوید که در آن نهرها جارى است. تا ابد در آنجایند. خدا از آنها خشنود است و آنها از خدا خشنودند. و این خاص کسى است که از پروردگارش بترسد.///پاداش آنها نزد پروردگارشان بهشت‌هاى پاینده‌اى است که از پاى درختانش نهرها جارى است و تا ابد در آن بمانند، هم خدا از آنها خشنود است و هم آنها از خدا خشنود، این [مقام والا] براى کسى است که از پروردگار خود پروا کند///پاداش آنان نزد پروردگارشان باغهاى همیشگى است که از زیر [درختان‌] آن، نهرها روان است، جاودانه در آن «همى» مانند؛ خدا از آنان خشنود است و [آنان نیز] از او خشنود، این [پاداش‌] براى کسى است که از پروردگارش بترسد.///پاداش اینان نزد پروردگارشان، باغ‌هایى پاینده است که زیر [درختان] آن نهرها جارى است. براى همیشه در آن جاودانه‌اند. خدا از آنان خشنود است و آنان نیز از او خشنودند. این [مقام] ویژه‌ی کسى است که از پروردگارش پروا کند.///پاداش آنها نزد خدایشان باغهای بهشت عدن است که نهرها زیر درختانش جاری است و در آن بهشت ابد جاودان متنعمند، خدا از آنها خشنود و آنها هم از خدا خشنودند. این بهشت مخصوص کسی است که از خدا ترسد (و به طاعت او پردازد).///پاداش آنان در نزد پروردگارشان بهشتهای عدن است که جویباران از فرودست آن جاری است، و جاودانه در آنند، خداوند از ایشان خشنود است و آنان هم از او خشنودند، این از آن کسی است که از پروردگارش بترسد///پاداش آنها نزد پروردگارشان باغهای بهشت جاویدان است که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ همیشه در آن می‌مانند! (هم) خدا از آنها خشنود است و (هم) آنها از خدا خشنودند؛ و این (مقام والا) برای کسی است که از پروردگارش بترسد!///پاداششان نزد پروردگارشان بهشتهای جاودانی است که روان است از زیر آنها جویها جاودانان در آنها همیشه خشنود شد خدا از ایشان و خشنود شدند از او این برای آن است که بترسد از پروردگارش‌///پاداششان نزد پروردگارشان باغ‌هایی (با درختان) سردرهم جاودان است، که از زیر (درختان) شان، نهرها روان است. جاودانه و بی‌پایان در آن همی می‌مانند. خدا از آنان خشنود است و (آنان نیز) از او خشنودند. این (پاداش) برای کسی است که دلباخته‌ی پروردگارش بوده با بزرگ‌داشتش (از او) بهراسد. quran_en_fa When the earth is shaken to her (utmost) convulsion, هنگامی که زمین را با [شدیدترین] لرزشش بلرزانند،///هنگامی که زمین را با [شدیدترین] لرزشش بلرزانند،///آنگاه که زمین لرزانده شود به سخت‌ترین لرزه‌هایش،///هنگامى که زمین با زلزله مخصوص خود لرزانده شود///آنگاه که زمین به لرزش [شدید] خود لرزانیده شود،///آن‌گاه که زمین به لرزش شدید، لرزانده شود،///هنگامی که زمین به سخت‌ترین زلزله خود به لرزه در آید.///آنگاه که زمین به زلزله‌ [ی واپسین‌] اش بلرزد///هنگامی که زمین شدیدا به لرزه درآید،///گاهی که بلرزد زمین لرزشش را///هنگامی که زمین به لرزش ویژه‌اش لرزانیده شود، quran_en_fa And the earth throws up her burdens (from within), و زمین بارهای گرانش را بیرون اندازد،///و زمین بارهای گرانش را بیرون اندازد،///و زمین بارهاى سنگینش را بیرون ریزد،///و زمین بارهایش را بیرون افکند///و زمین بارهاى سنگین خود را برون افکند،///و زمین بارهاى سنگین خود را بیرون افکند،///و بارهای سنگین اسرار درون خویش (که گنجها و معادن و اموات و غیره است) همه را از دل خاک بیرون افکند.///و زمین بارهایش را بیرون ریزد///و زمین بارهای سنگینش را خارج سازد!///و برون آرد زمین گرانهایش را (یا سنگین‌ها، یا کالاهایش را)///و زمین بارهای سنگین خود را (از درونش) برون افکند، quran_en_fa And man cries (distressed): 'What is the matter with her?'- و انسان بگوید: زمین را چه شده است؟///و انسان بگوید: زمین را چه شده است؟///و آدمى بگوید که زمین را چه رسیده است؟///و آدمى گوید، آن را چه شده است///و انسان گوید: «[زمین‌] را چه شده است؟»///و انسان بگوید: «[زمین] چه بر سرش آمده؟»///و (آن روز) آدمی (از فرط حیرت و اضطراب) گوید: زمین را چه پیش آمده؟///و انسان گوید آن را چه می‌شود؟///و انسان می‌گوید: «زمین را چه می‌شود (که این گونه می‌لرزد)؟!»///و گوید انسان چیست آن را///و انسان گوید: «زمین را چه شده است‌؟» quran_en_fa On that Day will she declare her tidings: آن روز است که زمین اخبار خود را می‌گوید؛///آن روز است که زمین اخبار خود را می‌گوید؛///در این روز زمین خبرهاى خویش را حکایت مى‌کند:///در آن روز زمین خبرهایش را باز گوید///آن روز است که [زمین‌] خبرهاى خود را باز گوید.///در آن روز زمین خبرهاى خود را بازگو می‌کند.///آن هنگام زمین مردم را به حوادث خویش آگاه می‌سازد.///در چنین روز رازهایش را باز گوید///در آن روز زمین تمام خبرهایش را بازگو می‌کند؛///آن روز بسراید داستانهایش را///در این هنگام (و هنگامه) زمین خبرهای خود را بازگو کند. quran_en_fa For that thy Lord will have given her inspiration. زیرا که پروردگارت به او وحی کرده است.///زیرا که پروردگارت به او وحی کرده است.///از آنچه پروردگارت به او وحى کرده است.///مسلما از آن روست که پروردگارت به آن الهام کرده است/// [همان گونه‌] که پروردگارت بدان وحى کرده است.///زیرا پروردگارت به آن وحى کرده است.///که خدا به او چنین الهام کند (تا به سخن آید و خلق را به اخبارش آگه نماید).///از آنکه پروردگارت به او الهام فرستاده است‌///چرا که پروردگارت به او وحی کرده است!///که پروردگارت سروش فرستاد بدان‌///بدان سبب که پروردگارت به‌راستی برایش وحی کرده است. quran_en_fa On that Day will men proceed in companies sorted out, to be shown the deeds that they (had done). آن روز مردم [پس از پایان حساب] به صورت گروه‌های پراکنده [به سوی منزل‌های ابدی خود بهشت یا دوزخ] باز می‌گردند، تا اعمالشان را [به صورت تجسم یافته] به آنان نشان دهند.///آن روز مردم [پس از پایان حساب] به صورت گروه‌های پراکنده [به سوی منزل‌های ابدی خود بهشت یا دوزخ] باز می‌گردند، تا اعمالشان را [به صورت تجسم یافته] به آنان نشان دهند.///در آن روز مردم پراکنده از قبرها بیرون مى‌آیند تا اعمالشان را به آنها بنمایانند.///آن روز مردم دسته دسته بازگردند تا کارهایشان به آنها نشان داده شود///آن روز، مردم [به حال‌] پراکنده برآیند تا [نتیجه‌] کارهایشان به آنان نشان داده شود.///در آن روز مردم [به سوى بهشت یا دوزخ‌] پراکنده بازمى‌گردند تا کارهایشان به آنان نشان داده شود.///درآن روز قیامت مردم از قبرها پراکنده بیرون آیند تا (پاداش نیک و بد) اعمال آنها را (در حساب و میزان حق) به آنان بنمایند.///در چنین روز انسانها گروه گروه باز گردند تا [نتیجه و حاصل‌] کارهایشان را به آنان بنمایانند///در آن روز مردم بصورت گروه‌های پراکنده (از قبرها) خارج می‌شوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود!///آن روز برون آیند مردم گوناگون تا نمایانده شوند کردارهای خویش را///در آن هنگام (و هنگامه)، مردمان از گورهاشان -به حال پراکندگی- صادر (و بیرون رانده) شوند، تا کارهاشان به آنان نشان داده شود. quran_en_fa Then shall anyone who has done an atom's weight of good, see it! پس هرکس هموزن ذره‌ای نیکی کند، آن نیکی را ببیند.///پس هرکس هموزن ذره‌ای نیکی کند، آن نیکی را ببیند.///پس هر کس به وزن ذره‌اى نیکى کرده باشد آن را مى‌بیند.///پس هر که به اندازه‌ى ذره‌اى نیکى کند آن را ببیند///پس هر که هموزن ذره‌اى نیکى کند [نتیجه‌] آن را خواهد دید.///پس هر کس به مقدار ذره‌اى کار نیک کند، آن را می‌بیند.///پس هر کس به قدر ذره‌ای کار نیک کرده باشد (پاداش) آن را خواهد دید.///پس هر کس هم سنگ ذره‌ای عمل خیر انجام داده باشد، [پاداش‌] آن را می‌بیند///پس هر کس هموزن ذره‌ای کار خیر انجام دهد آن را می‌بیند!///پس هر که کند سنگینی ذره نیکی بیندش‌///پس هر کس هم‌وزن ذره‌ای نیکی کند، همان را خواهد دید. quran_en_fa And anyone who has done an atom's weight of evil, shall see it. و هرکس هموزن ذره‌ای بدی کند، آن بدی را ببیند.///و هرکس هموزن ذره‌ای بدی کند، آن بدی را ببیند.///و هر کس به وزن ذره‌اى بدى کرده باشد آن را مى‌بیند.///و هر که به اندازه‌ى ذره‌اى بدى کند آن را ببیند///و هر که هموزن ذره‌اى بدى کند [نتیجه‌] آن را خواهد دید.///و هر کس هم‌وزن ذره‌اى کار بد کند، آن را می‌بیند.///و هر کس به قدر ذره‌ای کار زشتی مرتکب شده آن هم به کیفرش خواهد رسید.///و هرکس هم سنگ ذره‌ای عمل ناشایست انجام داده باشد، [کیفر] آن را می‌بیند///و هر کس هموزن ذره‌ای کار بد کرده آن را می‌بیند!///و هر که کند سنگینی ذره بدی بیندش‌///و هر کس هم‌وزن ذره‌ای بدی کند همان را خواهد دید. quran_en_fa By the (Steeds) that run, with panting (breath), سوگند به اسبان دونده‌ای که همهمه کنان [به سوی جنگ] می‌تازند///سوگند به اسبان دونده‌ای که همهمه کنان [به سوی جنگ] می‌تازند///سوگند به اسبان دونده‌اى که نفس‌نفس مى‌زنند،///قسم به اسبان تیزپا [ى جهاد] که نفس نفس زنند///سوگند به مادیانهائى که با همهمه تازانند و با سم‌ [هاى‌] خود از سنگ آتش مى‌جهانند!///سوگند به اسب‌های دونده که [در میدان جهاد] نفسشان به شماره می‌افتد.///قسم به اسبانی که (سواران اسلام در جهاد با کفار تاختند تا جایی که) نفسشان به شماره افتاد.///سوگند به اسبان تیز تک [جهادگر] که نفس نفس می‌زنند///سوگند به اسبان دونده (مجاهدان) در حالی که نفس‌زنان به پیش می‌رفتند،///سوگند به دوندگان به ستوه‌آمدن‌///سوگند به دوندگان- نفس‌زنان- با صدایی بلند. quran_en_fa And strike sparks of fire, و سوگند به اسبانی که با کوبیدن سمشان از سنگ‌ها جرقه می‌جهانند///و سوگند به اسبانی که با کوبیدن سمشان از سنگ‌ها جرقه می‌جهانند///سوگند به اسبانى که به سم از سنگ آتش مى‌جهانند،///و به آنها که با سم‌هاى خود جرقه‌ها افروزند///و برق [از سنگ‌] همى جهانند،///و از برخورد نعل‌ها با سنگ‌هاى بیابان جرقه مى‌جهانند.///و در تاختن از سم خود بر سنگ آتش افروختند.///و سوگند به اخگرانگیزان [از برخورد سمها]///و سوگند به افروزندگان جرقه آتش (در برخورد سمهایشان با سنگهای بیابان)،///پس آتش افروزندگان به نواختن سمها بر زمین‌///پس (سوگند به) به افروزندگان آتش در حال جهش. quran_en_fa And push home the charge in the morning, و سوگند به سوارانی که هنگام صبح غافل گیرانه به دشمن هجوم می‌برند///و سوگند به سوارانی که هنگام صبح غافل گیرانه به دشمن هجوم می‌برند///و سوگند به اسبانى که بامدادان هجوم آورند،///و قسم به هجوم آوران در سپیده دم///و صبحگاهان هجوم آرند،///و بامدادان بر دشمن هجوم می‌برند.///و (بر دشمن شبیخون زدند تا) صبحگاه (آنها را) به غارت گرفتند.///و سوگند به تکاوران بامدادی‌///و سوگند به هجوم آوران سپیده دم‌///پس تاخت آرندگان به بامداد///پس (سوگند به) هجوم‌کنندگان ناگهان (در) صبحگاهان. quran_en_fa And raise the dust in clouds the while, و به وسیله آن هجوم، گرد و غبار فراوانی بر انگیزند///و به وسیله آن هجوم، گرد و غبار فراوانی بر انگیزند///و در آنجا غبار برانگیزند،///که بدان گردى برانگیزند///و با آن [یورش‌]، گردى برانگیزند،///که با آن [یورش] گرد و غبار فراوانی برمی‌انگیزند.///و گرد و غبار از دیار کفار بر انگیختند.///که در آنجا گرد برانگیزند///که گرد و غبار به هر سو پراکندند،///پس برانگیزند بدان گردی‌///پس با آن (یورش)، گردی برانگیختند. quran_en_fa And penetrate forthwith into the midst (of the foe) en masse;- و ناگاه در آن وقت در میان گروهی دشمن در آیند؛///و ناگاه در آن وقت در میان گروهی دشمن در آیند؛///و در آنجا همه را در میان گیرند،///و [ناگهان‌] با آن بر قلب دشمن زنند///و بدان [هجوم‌]، در دل گروهى درآیند،///و بامدادان در میان معرکه و جمع [دشمنان] درمی‌آیند.///و سپاه دشمن را همه در میان گرفتند.///و با همدیگر به میانه آن [معرکه‌] در آیند///و (ناگهان) در میان دشمن ظاهر شدند،///پس درآیند بدان در میان گروهی‌///پس بدان (هجوم)، در دل گروهی درآمدند. quran_en_fa Truly man is, to his Lord, ungrateful; [که] قطعا انسان نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس است،///[که] قطعا انسان نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس است،///که: آدمى پروردگار خود را سپاس نمى‌گوید،///آرى انسان نسبت به پروردگارش بسى ناسپاس است///که انسان نسبت به پروردگارش سخت ناسپاس است،///[به اینها سوگند] که انسان نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس است.///(قسم به اسبان این مجاهدان دین خدا) که انسان نسبت به پروردگارش کافر نعمت و ناسپاس است.///که انسان در برابر پروردگارش ناسپاس است‌///که انسان در برابر نعمتهای پروردگارش بسیار ناسپاس و بخیل است؛///همانا انسان است به پروردگار خویش ناسپاس‌///(که) انسان بی‌امان برای پروردگارش سخت ناسپاس است. quran_en_fa And to that (fact) he bears witness (by his deeds); و بی تردید خود او بر این ناسپاسی گواه است،///و بی تردید خود او بر این ناسپاسی گواه است،///و او خود بر این گواه است،///و او خود بر این معنا گواه است///و او خود بر این [امر]، نیک گواه است.///و بى‌شک خود بر این [ناسپاسى] گواه است.///و (خدا و یا) خود او بر این ناسپاسی محققا گواه است.///و او بر این امر گواه است‌///و او خود (نیز) بر این معنی گواه است!///و همانا او است بر این گواه‌///و او خود همواره بر این (ناسپاسی) همی گواه است. quran_en_fa And violent is he in his love of wealth. و همانا او نسبت به ثروت و مال سخت علاقه مند است [و به این سبب بخل می‌ورزد.]///و همانا او نسبت به ثروت و مال سخت علاقه مند است [و به این سبب بخل می‌ورزد.]///او مال را فراوان دوست دارد.///و به راستى او علاقه شدیدى به مال دارد///و راستى او سخت شیفته مال است.///و بی‌تردید سخت شیفته‌ی مال [و ثروت] است.///و هم او بر حب مال دنیا سخت فریفته و بخیل است.///و او [انسان‌] از مالدوستی بخیل است‌///و او علاقه شدید به مال دارد!///و همانا او است در دوستی خواسته (یا اسبان) سرسخت‌///و بی‌چون او سخت شیفته‌ی مال است. quran_en_fa Does he not know,- when that which is in the graves is scattered abroad آیا نمی‌داند هنگامی که آنچه در گورهاست برانگیخته شود.///آیا نمی‌داند هنگامی که آنچه در گورهاست برانگیخته شود.///آیا نمى‌داند که چون آنچه در گورهاست زنده گردد،///مگر نمى‌داند وقتى که خفتگان قبور برخیزند///مگر نمى‌داند که چون آنچه در گورهاست بیرون ریخته گردد،///آیا [انسان] نمى‌داند که وقتى آنچه در گورهاست، برانگیخته شود،///آیا آدمی نمی‌داند که روزی آنچه (از مردگان) در دل قبرهاست همه بیرون ریخته می‌شود؟///آیا نمی‌داند که چون آنچه در گورهاست زیر و زبر شود///آیا نمی‌داند در آن روز که تمام کسانی که در قبرها هستند برانگیخته می‌شوند،///پس آیا نداند گاهی که انگیخته شود آنچه در گورها است‌///پس مگر نمی‌داند هنگامی که آنچه در گورهاست برانگیخته و بیرون ریخته گردد، quran_en_fa And that which is (locked up) in (human) breasts is made manifest- و آنچه در سینه هاست پدیدار گردد،///و آنچه در سینه هاست پدیدار گردد،///و آنچه در دلها نهان است آشکار شود،///و آنچه [از کفر و ایمان‌] در سینه‌هاست فاش گردد///و آنچه در سینه‌هاست فاش شود،///و آنچه در سینه‌هاست، فاش شود،///و آنچه در دلها پنهان است همه را پدیدار سازند؟///و راز دلها آشکار گردانیده شود///و آنچه در درون سینه‌هاست آشکار می‌گردد،///و فراهم شود آنچه در سینه‌ها است‌///و آنچه در سینه‌هاست به‌خوبی برون آورده شود؟ quran_en_fa That their Lord had been Well-acquainted with them, (even to) that Day? بی تردید در آن روز پروردگارشان نسبت به آنان آگاه است [و بر پایه اعمال نیک و بدشان به آنان پاداش و کیفر دهد.]///بی تردید در آن روز پروردگارشان نسبت به آنان آگاه است [و بر پایه اعمال نیک و بدشان به آنان پاداش و کیفر دهد.]///پروردگارشان در آن روز از حالشان آگاه است؟///در آن روز پروردگارشان به آنها کاملا آگاه است///در چنان روزى پروردگارشان به [حال‌] ایشان نیک آگاه است؟///آن روز، بی‌گمان پروردگارشان به [کار] آنان آگاه است.///محققا آن روز پروردگارشان (نیک و بد کردار) آنها کاملا آگاه است.///بی‌گمان پروردگارت در چنین روز از حال آنان آگاه است‌///در آن روز پروردگارشان از آنها کاملا باخبر است!///که پروردگار ایشان است بدیشان آگاه‌///در چنان روزی بی‌گمان پروردگارشان به (حال) ایشان به‌راستی آگاه است. quran_en_fa The (Day) of Noise and Clamour: آن کوبنده///آن کوبنده///قارعه.///آن واقعه کوبنده///کوبنده،///کوبنده!///قارعه.///درهم کوب‌///آن حادثه کوبنده،///آن کوبنده‌///کوبنده! quran_en_fa What is the (Day) of Noise and Clamour? چیست آن کوبنده؟///چیست آن کوبنده؟///چیست قارعه؟///چه کوبنده‌اى! [که قابل وصف نیست‌///چیست کوبنده؟///[حادثه‌ی] کوبنده چیست؟///قارعه چیست؟ (همان روز وحشت و اضطراب مرگ و قیامت است که دلهای خلایق را از ترس در هم کوبد).///درهم کوب چیست؟///و چه حادثه کوبنده‌ای!///چیست کوبنده‌///چیست کوبنده‌؟ quran_en_fa And what will explain to thee what the (Day) of Noise and Clamour is? و تو چه می‌دانی آن کوبنده چیست؟///و تو چه می‌دانی آن کوبنده چیست؟///و تو چه دانى که قارعه چیست؟///و تو چه مى‌دانى آن کوبنده چیست///و تو چه دانى که کوبنده چیست؟///و تو چه می‌دانى آن کوبنده چیست؟///و چگونه حالت آن روز هولناک را تصور توانی کرد؟///و تو چه دانی که درهم کوب چیست؟///و تو چه می‌دانی که حادثه کوبنده چیست؟! (آن حادثه همان روز قیامت است!)///و چه دانستت چیست کوبنده‌///و چه فهمانیدت (که) کوبنده چیست‌؟ quran_en_fa (It is) a Day whereon men will be like moths scattered about, روزی که مردم [در سراسیمگی] چون پروانه‌های پراکنده‌اند///روزی که مردم [در سراسیمگی] چون پروانه‌های پراکنده‌اند///روزى است که مردم چون پروانگان پراکنده باشند،///روزى که مردم مانند پروانگان پراکنده باشند///روزى که مردم چون پروانه‌ [هاى‌] پراکنده گردند،///روزى که مردم [از هراس] مانند پروانه‌ها پراکنده باشند.///در آن روز سخت، مردم مانند ملخ هر سو پراکنده شوند.///روزی که مردم مانند پروانه‌های پراکنده باشند///روزی که مردم مانند پروانه‌های پراکنده خواهند بود،///روزی که شوند مردم چون پروانه‌های پراکنده‌///روزی که مردم همچون پروانه پراکنده‌اند، quran_en_fa And the mountains will be like carded wool. و کوه‌ها مانند پشم رنگین حلاجی شده گردد!///و کوه‌ها مانند پشم رنگین حلاجی شده گردد!///و کوه‌ها چون پشم‌زده شده.///و کوه‌ها چون پشم رنگین حلاجى شده شوند///و کوه‌ها مانند پشم زده‌شده رنگین شود.///و کوه‌ها مانند پشم رنگین حلاجى شده گردد.///و کوهها همچون پشم زده شده متلاشی گردد.///و کوهها مانند پشمهای زده باشند///و کوه‌ها مانند پشم رنگین حلاجی‌شده می‌گردد!///و شوند کوه‌ها مانند پشم زده‌///و کوه‌ها مانند پشم زده‌شده‌اند. quran_en_fa Then, he whose balance (of good deeds) will be (found) heavy, اما هرکس اعمال وزن شده‌اش سنگین و باارزش است؛///اما هرکس اعمال وزن شده‌اش سنگین و باارزش است؛///اما هر که کفه ترازویش سنگین باشد،///پس اما هر که وزنه اعمالش سنگین باشد///اما هر که سنجیده‌هایش سنگین برآید،///پس هرکس ترازوهای اعمالش سنگین باشد،///پس عمل هر کس را در میزان حق وزنی باشد،///در آن حال هر کس کفه‌ها [ی اعمال خیر] ش سنگینی کند///اما کسی که (در آن روز) ترازوهای اعمالش سنگین است،///پس اما آنکه سنگین آید سنجشهایش (ترازوهایش)///پس اما هر کس میزان‌هایش سنگین بود، quran_en_fa Will be in a life of good pleasure and satisfaction. پس او در یک زندگی خوش و پسندیده‌ای است،///پس او در یک زندگی خوش و پسندیده‌ای است،///در یک زندگى پسندیده است.///پس وى در یک زندگى رضایت بخشى است///پس وى در زندگى خوشى خواهد بود!///پس او در زندگى رضایت‌بخشى است.///او در بهشت به آسایش و زندگانی خوش خواهد بود.///او در زندگانی پسندیده است‌///در یک زندگی خشنودکننده خواهد بود!///پس او است در زندگی پسندیده‌///هم (او) در زندگی‌ای خوشایند است. quran_en_fa But he whose balance (of good deeds) will be (found) light,- و اما هرکساعمال وزن شده‌اش سبک و بی ارزش است،///و اما هرکساعمال وزن شده‌اش سبک و بی ارزش است،///و اما هر که کفه ترازویش سبک باشد،///و اما آنکه وزنه اعمالش سبک شود///و اما هر که سنجیده‌هایش سبک بر آید،///ولى هر کس ترازوهای اعمالش سبک باشد،///و عمل هر کس بی قدر و سبک وزن باشد،///و اما کسی که کفه‌هایش سبکی یابد///و اما کسی که ترازوهایش سبک است،///و اما آنکه سبک گردد ترازوهایش‌///و اما هر که میزان‌هایش سبک بود، quran_en_fa Will have his home in a (bottomless) Pit. پس جایگاه و پناهگاهش هاویه است،///پس جایگاه و پناهگاهش هاویه است،///جایگاهش در هاویه است.///پس جایگاهش هاویه است///پس جایش «هاویه» باشد.///پس در آغوش آتش است.///جایگاهش در قعر هاویه (جهنم) است.///بازگشتگاه او دوزخ است‌///پناهگاهش «هاویه» [= دوزخ‌] است!///پس مادر اوست هاویه‌///محور و مقصدش پرتگاهی آتشین است. quran_en_fa And what will explain to thee what this is? و تو چه می‌دانی هاویه چیست؟///و تو چه می‌دانی هاویه چیست؟///و تو چه دانى که هاویه چیست؟///و تو چه مى‌دانى آن چیست///و تو چه دانى که آن چیست؟///و تو چه می‌دانى آن چیست؟///و چگونه سختی هاویه را تصور توانی کرد؟///و تو چه دانی آن چیست؟///و تو چه می‌دانی «هاویه» چیست؟!///و ندانستت چیست آن‌///و چه فهمانیدت (آن) پرتگاه چیست‌؟ quran_en_fa (It is) a Fire Blazing fiercely! آتشی بسیار داغ و سوزاناست.///آتشی بسیار داغ و سوزاناست.///آتشى است در نهایت گرمى.///آتشى سوزنده است///آتشى است سوزنده.///آتشى است بسیار سوزان.///هاویه همان آتش سخت سوزنده و گدازنده است.///آتشی است [بس‌] سوزان‌///آتشی است سوزان!///آتشی است سوزنده‌///آتشی است سوزنده و گدازنده. quran_en_fa The mutual rivalry for piling up (the good things of this world) diverts you (from the more serious things), مباهات و افتخار بر یکدیگر [به ثروت و کثرت نفرات] شما را [از پرداختن به تکالیف دینی و یاد آخرت] بازداشت؛///مباهات و افتخار بر یکدیگر [به ثروت و کثرت نفرات] شما را [از پرداختن به تکالیف دینی و یاد آخرت] بازداشت؛///به غفلت کشید شما را نازش به بسیارى مال و فرزند،///تفاخر و افزون طلبى، شما را سرگرم ساخت///تفاخر به بیشترداشتن، شما را غافل داشت.///زیاده‌خواهی شما را سرگرم کرد.///شما مردم را افتخار به بسیاری اموال و فرزند و عشیره سخت (از یاد خدا و مرگ) غافل داشته است.///فزون‌طلبی شما را بازی داد///افزون طلبی (و تفاخر) شما را به خود مشغول داشته (و از خدا غافل نموده) است.///بفریفت شما را (سرگرم ساخت) فزونی جستن‌///تفاخر به افزون‌طلبی، شما را (به خود واداشته و) از خدا باز داشته. quran_en_fa Until ye visit the graves. تا جایی که گورها را دیدار کردید [و به تعداد مردگان هم به یکدیگر مباهات و افتخار نمودید!!]///تا جایی که گورها را دیدار کردید [و به تعداد مردگان هم به یکدیگر مباهات و افتخار نمودید!!]///تا به گورها رسیدید.///تا وقتى که به دیدار گورها رفتید///تا کارتان [و پایتان‌] به گورستان رسید.///تا آنجا که گورستان‌ها را دیدار کردید [و مردگان را شمردید!]///تا آنجا که به ملاقات (اهل) قبور رفتید (و به جای آنکه عبرت گیرید آنجا هم به قبرهای مردگان خود بر هم مفاخرت کردید).///تا آنکه با گورها رو در رو شدید///تا آنجا که به دیدار قبرها رفتید (و قبور مردگان خود را برشمردید و به آن افتخار کردید)!///تا رسیدید به گورستان‌///تا گذارتان به گورستان‌ها رسید. quran_en_fa But nay, ye soon shall know (the reality). این چنین نیست [که شما می‌پندارید]، به زودی [به آثار شوم این اوضاع و احوالی که دارید] آگاه خواهید شد.///این چنین نیست [که شما می‌پندارید]، به زودی [به آثار شوم این اوضاع و احوالی که دارید] آگاه خواهید شد.///حقا که به زودى خواهید دانست.///چنین نیست [که مى‌پندارید]، به زودى خواهید دانست [نتیجه غفلت را///نه چنین است، زودا که بدانید.///چنین نیست [که مى‌پندارید]، به زودى خواهید فهمید [چه سختی‌ها در پیش دارید].///نه چنین است، به زودی خواهید دانست (که پس از مرگ به برزخ چه سختیها در پیش دارید).///حاشا، زودا که بدانید///چنین نیست که می‌پندارید، (آری) بزودی خواهید دانست!///نه چنین است زود است بدانید///هرگز (نه چنان است)! در آینده [: برزخ] خواهید دانست. quran_en_fa Again, ye soon shall know! باز هم این چنین نیست، به زودی آگاه خواهید شد.///باز هم این چنین نیست، به زودی آگاه خواهید شد.///باز هم حقا که به زودى خواهید دانست.///باز چنین نیست، [که مى‌پندارید] به زودى خواهید دانست///باز هم نه چنین است، زودا که بدانید.///آرى! چنین نیست [که مى‌پندارید]، در آینده خواهید دانست [که با چه عذاب‌هایی روبرویید].///باز هم چنین نیست، حقا خواهید دانست (که به قیامت با چه عذابها مواجهید).///باز حاشا، زودا که بدانید///باز چنان نیست که شما می‌پندارید؛ بزودی خواهید دانست!///پس نه چنین است زود است بدانید///سپس هرگز (نه چنان است)! در آینده [: رستاخیز] خواهید دانست. quran_en_fa Nay, were ye to know with certainty of mind, (ye would beware!) [زندگی واقعی] این چنین نیست [که می‌پندارید]، اگر به علم الیقین [که علم استوار و غیر قابل تردید است به آخرت] آگاه بودید [از تکالیف دینی و توجه به آباد کردن آخرت باز نمی‌ماندید.]///[زندگی واقعی] این چنین نیست [که می‌پندارید]، اگر به علم الیقین [که علم استوار و غیر قابل تردید است به آخرت] آگاه بودید [از تکالیف دینی و توجه به آباد کردن آخرت باز نمی‌ماندید.]///حقا، اگر از روى یقین بدانید،///چنین نیست [که مى‌پندارید] اگر شما به علم یقینى مى‌دانستید [که آخرتى هست‌]///هرگز چنین نیست، اگر علم‌الیقین داشتید!///چنین نیست [که مى‌پندارید]. اگر شما [به آخرت] علم یقینى داشتید،///نه چنین است، حقا اگر به طور یقین می‌دانستید (چه حادثه بزرگی در پیش دارید هرگز به بازی دنیا از عالم آخرت غافل نمی‌شدید).///حاشا اگر به علم‌الیقین بدانید///چنان نیست که شما خیال می‌کنید؛ اگر شما علم الیقین (به آخرت) داشتید (افزون طلبی شما را از خدا غافل نمی‌کرد)!///نه چنین است اگر بدانید دانستن یقین‌///هرگز چنین نیست، اگر علم‌الیقین دارید! quran_en_fa Ye shall certainly see Hell-Fire! بی تردید دوزخ را خواهید دید.///بی تردید دوزخ را خواهید دید.///البته جهنم را خواهید دید.///به یقین جهنم را مى‌دیدید///به یقین دوزخ را مى‌بینید.///قطعا دوزخ را خواهید دید.///البته (پس از مرگ) دوزخ را مشاهده خواهید کرد.///بی‌شبهه دوزخ را ببینید///قطعا شما جهنم را خواهید دید!///هر آینه ببینید البته دوزخ را///بی‌گمان دوزخ را بی‌امان می‌بینید. quran_en_fa Again, ye shall see it with certainty of sight! سپس [با وارد شدن در آن،] قطعا آن را به دیده یقین و باور خواهید دید.///سپس [با وارد شدن در آن،] قطعا آن را به دیده یقین و باور خواهید دید.///سپس به چشم یقینش خواهید دید،///سپس یقینا آن دوزخ را به دیده‌ى یقین [و لمس‌] مشاهده مى‌کردید///سپس آن را قطعا به عین‌الیقین درمى‌یابید.///سپس [با وارد شدن در آن،] آن را به دیده‌ی یقین خواهید دید.///و سپس به چشم یقین آن دوزخ را می‌بینید.///آری آن را به عین‌الیقین بنگرید///سپس (با ورود در آن) آن را به عین الیقین خواهید دید.///سپس ببینیدش البته عین یقین (یقین نمایان)///سپس آن را بی‌چون به عین‌‌الیقین همواره خواهید دید. quran_en_fa Then, shall ye be questioned that Day about the joy (ye indulged in!). آن گاه شما در آن روز از نعمت‌ها بازپرسی خواهید شد.///آن گاه شما در آن روز از نعمت‌ها بازپرسی خواهید شد.///که در آن روز شما را از نعمتهاى دنیوى بازخواست مى‌کنند.///و آنگاه آن روز از این نعمت بازخواست مى‌شوید///سپس در همان روز است که از نعمت [روى زمین‌] پرسیده خواهید شد.///سپس در آن روز از نعمت‌ها بازخواست خواهید شد.///آن گاه در آن روز از نعمتها شما را باز می‌پرسند.///سپس در چنین روز از شما درباره نعمتها [ی کفران شده دنیا] بازخواست شود///سپس در آن روز (همه شما) از نعمتهایی که داشته‌اید بازپرسی خواهید شد!///سپس پرسش شوید همانا در آن روز از نعمتها///سپس به‌راستی در آن هنگام (و هنگامه) از نعمت (پروردگارتان) بی‌امان پرسیده خواهید شد. quran_en_fa By (the Token of) Time (through the ages), سوگند به عصر [ظهور پیامبر اسلام]///سوگند به عصر [ظهور پیامبر اسلام]///سوگند به این زمان،///قسم به عصر///سوگند به عصر [غلبه حق بر باطل‌]،///سوگند به روزگار [غلبه‌ی حق بر باطل‌]،///قسم به عصر (نورانی رسول صلی الله علیه و آله و سلم یا دوران ظهور ولی عصر علیه السلام).///سوگند به روزگار///به عصر سوگند،///سوگند به عصر (روزگار بازپسین)///سوگند به عصر [: فشار و زمان فشار زیان‌بار یا سودمند]. quran_en_fa Verily Man is in loss, [که] بی تردید انسان در زیان کاری بزرگی است؛///[که] بی تردید انسان در زیان کاری بزرگی است؛///که آدمى در خسران است.///که انسان‌ها همه در زیانند///که واقعا انسان دستخوش زیان است؛///[که‌] بى‌تردید انسان در زیان‌کارى بزرگى است،///که انسان هم در خسارت و زیان است.///که بی‌گمان انسان در زیانکاری است‌///که انسانها همه در زیانند؛///که همانا انسان است در زیانکاری‌///(که) انسان بی‌گمان در (ژرفای) زیان است. quran_en_fa Except such as have Faith, and do righteous deeds, and (join together) in the mutual teaching of Truth, and of Patience and Constancy. مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند و یکدیگر را به حق توصیه نموده و به شکیبایی سفارش کرده‌اند.///مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند و یکدیگر را به حق توصیه نموده و به شکیبایی سفارش کرده‌اند.///مگر آنها که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند و یکدیگر را به حق سفارش کردند و یکدیگر را به صبر سفارش کردند.///مگر آنها که ایمان آورده و اعمال شایسته کردند و یکدیگر را به حق سفارش نمودند و به صبر توصیه کردند///مگر کسانى که گرویده و کارهاى شایسته کرده و همدیگر را به حق سفارش و به شکیبایى توصیه کرده‌اند.///مگر آنان که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند و یکدیگر را به حق و استقامت سفارش مى‌کنند.///مگر آنان که ایمان آورده و نیکوکار شدند و به درستی و راستی و پایداری (در دین) یکدیگر را سفارش کردند.///مگر کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و همدیگر را به حق سفارش کرده‌اند، و همدیگر را به شکیبایی سفارش کرده‌اند///مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، و یکدیگر را به حق سفارش کرده و یکدیگر را به شکیبایی و استقامت توصیه نموده‌اند!///مگر آنان که ایمان آوردند و کردار شایسته کردند و سفارش کردند به حق (به درستی) و سفارش کردند به شکیب‌///مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته (ی ایمان) کرده و همدیگر را به حق سفارش کردند و یکدیگر را به شکیبایی سفارش نمودند. quran_en_fa Woe to every (kind of) scandal-monger and-backbiter, وای بر هر عیب جوی بدگوی!///وای بر هر عیب جوی بدگوی!///واى بر هر غیبت‌کننده عیبجویى؛///واى بر هر بدگوى کننده‌ى عیبجوى///واى بر هر بدگوى عیبجویى،///واى بر هر عیب‌جوى طعنه‌زن!///وای بر هر عیبجوی هرزه زبان.///وای بر هر عیب‌جوی طعنه‌زن‌///وای بر هر عیبجوی مسخره‌کننده‌ای!///وای بر هر نکوهشگری عیب‌جوی‌///وای بر هر کوشای در غیبت‌گویی (و) عیب‌جویی! quran_en_fa Who pileth up wealth and layeth it by, همان که ثروتی فراهم آورده و [پی در پی] آن را شمرد [و ذخیره کرد.]///همان که ثروتی فراهم آورده و [پی در پی] آن را شمرد [و ذخیره کرد.]///آن که مالى گرد کرد و حساب آن نگه داشت.///آنکه مالى فراهم کرد و بر شمرد///که مالى گرد آورد و برشمردش.///آن که ثروتى فراهم آورده و [پى در پى] آن را مى‌شمارد.///همان کسی که مالی جمع کرده و دایم به حساب و شماره‌اش سر گرم است.///همان که مالی گردآورد و شماره‌اش کرد///همان کس که مال فراوانی جمع‌آوری و شماره کرده (بی‌آنکه مشروع و نامشروع آن را حساب کند)!///آنکه گردآورد مالی را و شمردش‌///آن کس که مالی گرد آورد و بر شمردش‌. quran_en_fa Thinking that his wealth would make him last for ever! گمان می‌کند که ثروتش او را جاودانه خواهد کرد.///گمان می‌کند که ثروتش او را جاودانه خواهد کرد.///مى‌پندارد که دارایى‌اش جاویدانش گرداند.///مى‌پندارد که مالش او را جاوید کند///پندارد که مالش او را جاوید کرده،///مى‌پندارد که دارایی‌اش او را جاودان ساخته است.///پندارد که مال و دارایی دنیایش عمر ابدش خواهد بخشید.///پندارد که مالش او را جاودانه می‌سازد///او گمان می‌کند که اموالش او را جاودانه می‌سازد!///پندارد که مالش جاودان داردش‌///پندارد که مالش او را ماندگار کرده. quran_en_fa By no means! He will be sure to be thrown into That which Breaks to Pieces, این چنین نیست، بی تردید او را در آن شکننده، اندازند؛///این چنین نیست، بی تردید او را در آن شکننده، اندازند؛///نه چنین است. که او را در حطمه اندازند.///چنین نیست [که مى‌پندارد]، حتما در آتشى شکننده افکنده شود///ولى نه! قطعا در آتش خردکننده فرو افکنده خواهد شد.///هرگز! سوگند که او در آتش افکنده می‌شود.///چنین نیست، بلکه محققا به آتش در هم شکننده دوزخ در افتد.///حاشا، بی‌شبهه به کام درهم شکن انداخته شود///چنین نیست که می‌پندارد؛ بزودی در «حطمه» [= آتشی خردکننده‌] پرتاب می‌شود!///نه چنین است همانا انداخته شود در حطمه‌///هرگز (نه چنان است)! همواره در آتش خردکننده همی فروافکنده خواهد شد. quran_en_fa And what will explain to thee That which Breaks to Pieces? و تو چه می‌دانی آن شکننده چیست؟///و تو چه می‌دانی آن شکننده چیست؟///و تو چه دانى که حطمه چیست؟///و تو چه مى‌دانى آتش شکننده چیست///و تو چه دانى که آن آتش خردکننده چیست؟///و چه می‌دانى که آن آتش چیست؟///آتشی که چگونه تصور سختی آن توانی کرد؟///و تو چه دانی که درهم شکن چیست‌///و تو چه می‌دانی «حطمه» چیست؟!///و ندانستت چیست حطمه‌///و چه فهمانیدت (که) آن آتش خردکننده چیست‌؟ quran_en_fa (It is) the Fire of (the Wrath of) Allah kindled (to a blaze), آتش برافروخته خداست///آتش برافروخته خداست///آتش افروخته خداست،///آتش برافروخته الهى است///آتش افروخته خدا [یى‌] است.///آتش افروخته‌ی خداست،///آن آتش را (خشم) خدا افروخته.///آتش الهی فروزان‌///آتش برافروخته الهی است،///آتش خدای افروخته‌///آتش افروخته‌ی خدایی است. quran_en_fa The which doth mount (Right) to the Hearts: [آتشی] که بر دل‌ها برآید و چیره شود.///[آتشی] که بر دل‌ها برآید و چیره شود.///که بر دلها غلبه مى‌یابد.///آتشى که بر دل‌ها افتد و زبانه کشد/// [آتشى‌] که به دلها مى‌رسد.///که بر دل‌ها راه می‌یابد.///شراره آن بر دلها (ی نا پاک پر از حرص دنیای کافران) شعله‌ور است.///همان که بر دلها راه یابد///آتشی که از دلها سرمی‌زند!///که چیره گردد بر دلها///(آتشی‌) که بر دل‌های آتش‌وار فرو افروزد. quran_en_fa It shall be made into a vault over them, آن آتش بر آنان سربسته است [که هیچ راه گریزی از آن ندارند؛]///آن آتش بر آنان سربسته است [که هیچ راه گریزی از آن ندارند؛]///و از هر سو در میانشان گرفته است،///این آتش بر آنها سرپوش است [و راه گریز ندارد]///آنان را در میان فرامى‌گیرد.///آن آتش بر آنان سربسته است [و راه گریزى ندارند آن نیست]،///آتشی که بر آنها از هر سو سخت احاطه کرده و راه گریزی ندارند.///بر ایشان لایه لایه فرو افتد///این آتش بر آنها فروبسته شده،///همانا آن است بر ایشان افروخته (یا پوشیده)///(آتشی) که همواره بر (سروسامان) شان حلقه‌وار فراگیر است. quran_en_fa In columns outstretched. [آتشی] در ستون هایی بلند و کشیده.///[آتشی] در ستون هایی بلند و کشیده.///در شعله‌هایى برافراشته.///در ستون‌هایى است کشیده شده/// [آتشى که‌] در ستونهایى دراز است.///[آتشى] در ستون‌هایى بلند و کشیده.///و مانند ستونهای بلند زبانه کشیده است.///در ستونهایی بالا بلند///در ستونهای کشیده و طولانی!///در ستونهای کشیده‌///در ستونی بس کشیده شده. quran_en_fa Seest thou not how thy Lord dealt with the Companions of the Elephant? آیا ندانسته‌ای که پروردگارت با فیل سواران چه کرد؟///آیا ندانسته‌ای که پروردگارت با فیل سواران چه کرد؟///آیا ندیده‌اى که پروردگارت با اصحاب فیل چه کرد؟///آیا ندیدى پروردگارت با پیلداران چه کرد///مگر ندیدى پروردگارت با پیلداران چه کرد؟///آیا ندیدى که پروردگارت با فیل‌سواران چه کرد؟///آیا ندیدی که خدای تو با اصحاب فیل (سپاه فیل سوار ابرهه) چه کرد؟///آیا ندانسته‌ای که پروردگارت با پیل‌سواران چگونه رفتار کرد؟///آیا ندیدی پروردگارت با فیل سواران [= لشکر ابرهه که برای نابودی کعبه آمده بودند] چه کرد؟!///آیا ندیدی چه کرد پروردگار تو به یاران (یا خداوندان) فیل‌///آیا ندیدی پروردگارت با پیل‌بانان چه کرد؟ quran_en_fa Did He not make their treacherous plan go astray? آیا نیرنگشان را در تباهی قرار نداد [ونقشه آنان را نقش بر آب نساخت؟!]///آیا نیرنگشان را در تباهی قرار نداد [ونقشه آنان را نقش بر آب نساخت؟!]///آیا مکرشان را باطل نساخت؟///آیا نقشه آنها را باطل نساخت///آیا نیرنگشان را بر باد نداد؟///آیا نیرنگشان را بى‌اثر نساخت؟///آیا کید و تدبیر آنها را (که برای خرابی کعبه اندیشیدند) تباه نکرد؟///آیا نیرنگشان را بی‌اثر نساخت؟///آیا نقشه آنها را در ضلالت و تباهی قرار نداد؟!///آیا نگردانید نیرنگ آنان را در گم‌گشتگی‌///آیا نیرنگشان را در (ژرفای‌) گمراه کردن ننهاد؟ quran_en_fa And He sent against them Flights of Birds, و بر ضد آنان گروه گروه پرندگانی فرستاد؛///و بر ضد آنان گروه گروه پرندگانی فرستاد؛///و بر سر آنها پرندگانى فوج‌فوج فرستاد،///و بر سرشان پرندگان گروهى را فرستاد///و بر سر آنها، دسته دسته پرندگانى «ابابیل» فرستاد.///و بر سر آنان پرندگانى را دسته دسته فرستاد،///و بر هلاک آنها مرغانی گروه گروه فرستاد.///و بر سر آنان پرندگانی فوج‌فوج فرستاد///و بر سر آنها پرندگانی را گروه گروه فرستاد،///و فرستاد بر ایشان مرغانی گروه گروه‌///و بر سروسامانشان، پرندگانی صف‌اندرصف فرستاد. quran_en_fa Striking them with stones of baked clay. [که] بر آنان سنگ هایی از نوع سنگ گل می‌افکندند.///[که] بر آنان سنگ هایی از نوع سنگ گل می‌افکندند.///تا آنها را با سجیل سنگباران کردند.///که با سنگ‌هایى از سجیل آنها را هدف قرار مى‌دادند/// [که‌] بر آنان سنگهایى از گل [سخت‌] مى‌افکندند.///که با سنگریزه‌هایى از گل سخت آنان را هدف قرار مى‌دادند،///تا آن سپاه را به سنگهای سجیل (دوزخی) سنگباران کردند.///که بر آنان سنگریزه‌هایی از سنگ گل فرو انداختند///که با سنگهای کوچکی آنان را هدف قرارمی‌دادند؛///می‌افکندند بر ایشان (پرتاب می‌کردند) سنگی را از سجیل‌///حال آنکه بر آنان سنگ‌ (هایی) از سنگ گل می‌افکنند. quran_en_fa Then did He make them like an empty field of stalks and straw, (of which the corn) has been eaten up. سرانجام همه آنان را چون کاه جویده شده قرار داد.///سرانجام همه آنان را چون کاه جویده شده قرار داد.///و آنان را چون کاه پس‌مانده در آخور ساخت.///پس آنها را همچون کاه جویده شده [متلاشى‌] گردانید///و [سرانجام، خدا] آنان را مانند کاه جویده‌شده گردانید.///پس آنان را همچون کاه خورده شده [متلاشى] کرد.///و تنشان را چون علفی زیر دندان حیوان خرد گردانید.///و سرانجام آنان را مانند برگ کاه نیمه جویده ساخت‌///سرانجام آنها را همچون کاه خورده‌شده (و متلاشی) قرار داد!///پس گردانیدشان مانند خوشه (یا برگی) خورده‌شده‌///پس (خدا) آنان را مانند علفی جویده‌شده گردانید. quran_en_fa For the covenants (of security and safeguard enjoyed) by the Quraish, [خدا فیل سواران را هلاک کرد] تا قریش را [با یکدیگر و با مردم و با حرم امن] الفت دهد؛///[خدا فیل سواران را هلاک کرد] تا قریش را [با یکدیگر و با مردم و با حرم امن] الفت دهد؛///براى ائتلاف قریش؛///[شکست ابرهه‌] براى این بود که قریش [به کعبه‌] الفت گیرند///براى الفت‌دادن قریش،///تا قریش را الفت دهد،///(خدا با اصحاب فیل چنین کرد) برای آنکه قریش (خداشناس شوند و) با هم انس و الفت گیرند.///برای همبستگی قریش‌///(کیفر لشکر فیل‌سواران) بخاطر این بود که قریش (به این سرزمین مقدس) الفت گیرند (و زمینه ظهور پیامبر فراهم شود)!///برای جان دادن (یا الفت‌گرفتن) قریش‌///برای الفت دادن به قریشیان. quran_en_fa Their covenants (covering) journeys by winter and summer,- [و نیز] به سفرهای [تجارتی] زمستانی و [سفرهای تجارتی] تابستانی پیوند و انس دهد [تا در آرامش و امنیت، امر معاششان را تأمین کنند.]///[و نیز] به سفرهای [تجارتی] زمستانی و [سفرهای تجارتی] تابستانی پیوند و انس دهد [تا در آرامش و امنیت، امر معاششان را تأمین کنند.]///ائتلافشان در سفر زمستانى و تابستانى.///الفتشان به سفرهاى [تجارى‌] زمستانى و تابستانى [ادامه یابد]///الفتشان هنگام کوچ زمستان و تابستان، [خدا پیلداران را نابود کرد.]///الفت آنان در سفرهاى [بازرگانی] زمستانى و تابستانى [تا در آرامش و امنیت، معاششان را تأمین کنند].///الفتی که در سفرهای زمستان و تابستان آنان ثابت و بر قرار بماند.///همبستگیشان در کوچ زمستانی و تابستانی‌///الفت آنها در سفرهای زمستانه و تابستانه (و بخاطر این الفت به آن بازگردند)!///الفت ایشان به کوچیدن زمستان و تابستان‌///الفت دادنشان به هنگام کوچ زمستان و تابستان‌. quran_en_fa Let them adore the Lord of this House, پس باید پروردگار این خانه را بپرستند؛///پس باید پروردگار این خانه را بپرستند؛///پس باید پروردگار این خانه را بپرستند:///پس باید صاحب این خانه را پرستش کنند///پس باید خداوند این خانه را بپرستند؛///پس [به شکرانه‌ی این نعمت،] پروردگار این خانه را بپرستند.///پس (به شکرانه این دوستی) باید یگانه خدای این خانه (کعبه) را پرستند.///پس باید صاحب این خانه را بپرستند///پس (بشکرانه این نعمت بزرگ) باید پروردگار این خانه را عبادت کنند،///پس باید پرستش کنند پروردگار این خانه را///پس باید خدای این خانه را بپرستند. quran_en_fa Who provides them with food against hunger, and with security against fear (of danger). پروردگاری که آنان را از گرسنگی نجات داد، و از بیمی [که از دشمن داشتند] ایمنی شان بخشید.///پروردگاری که آنان را از گرسنگی نجات داد، و از بیمی [که از دشمن داشتند] ایمنی شان بخشید.///آن که به هنگام گرسنگى طعامشان داد و از بیم در امانشان داشت.///همان که آنها را از گرسنگى سیرشان کرد و از بیم [دشمن‌] ایمنشان ساخت///همان [خدایى‌] که در گرسنگى غذایشان داد، و از بیم [دشمن‌] آسوده‌خاطرشان کرد.///همان که آنان را از گرسنگى [و قحطى رهانید و] غذا داد و از ترس، ایمنى‌شان بخشید.///همان خدایی که به آنها هنگام گرسنگی طعام داد و از ترس و خطراتشان ایمن ساخت.///همان که ایشان را پس از گرسنگی [آذوقه و] خوراک داد و پس از ترس [و نگرانی‌]، ایمن داشت‌///همان کس که آنها را از گرسنگی نجات داد و از ترس و ناامنی ایمن ساخت.///که خورانیدشان پس از گرسنگی و ایمنشان ساخت پس از ترس‌///کسی که در گرسنگی غذایشان داد، و از ترس (دشمن) آسوده‌خاطرشان کرد. quran_en_fa Seest thou one who denies the Judgment (to come)? آیا کسی که همواره روز جزا را انکار می‌کند، دیدی؟///آیا کسی که همواره روز جزا را انکار می‌کند، دیدی؟///آیا آن را که روز جزا را دروغ مى‌شمرد دیدى؟///آیا آن کس را که دین را تکذیب مى‌کند دیدى///آیا کسى را که [روز] جزا را دروغ مى‌خواند، دیدى؟///آیا کسى که پیوسته [روز] جزا را انکار مى‌کند، دیدى؟///آیا دیدی آن کس را که روز جزا را انکار می‌کرد؟///آیا ملاحظه کرده‌ای کسی را که روز جزا را انکار می‌کند؟///آیا کسی که روز جزا را پیوسته انکار می‌کند دیدی؟///آیا دیدی آن را که تکذیب کند به دین‌///آیا کسی را دیدی که با دین (همین را) تکذیب می‌کند؟ quran_en_fa Then such is the (man) who repulses the orphan (with harshness), همان که یتیم را به خشونت و جفا از خود می‌راند،///همان که یتیم را به خشونت و جفا از خود می‌راند،///او همان کسى است که یتیم را به اهانت مى‌راند،///پس او همانست که یتیم را به خشونت مى‌راند///این همان کس است که یتیم را بسختى مى‌راند،///او همان کسى است که یتیم را با خشونت مى‌راند.///این همان شخص (بی رحم) است که یتیم را (از در خود) به قهر می‌راند.///این همان کسی است که یتیم را می‌راند///او همان کسی است که یتیم را با خشونت می‌راند،///پس آن است که می‌راند یتیم را///پس این همان کس است که یتیم را به سختی می‌راند. quran_en_fa And encourages not the feeding of the indigent. و [کسی را] به طعام دادن به مستمند تشویق نمی‌کند.///و [کسی را] به طعام دادن به مستمند تشویق نمی‌کند.///و مردم را به طعام‌دادن به بینوا وانمى‌دارد.///و بر اطعام بینوا، ترغیب نمى‌کند///و به خوراک‌دادن بینوا ترغیب نمى‌کند.///و [دیگران را] بر غذا دادن به بینوا تشویق نمى‌کند.///و (کسی را) بر اطعام فقیر ترغیب نمی‌کند.///و بر اطعام بینوا، ترغیب نمی‌کند///و (دیگران را) به اطعام مسکین تشویق نمی‌کند!///و ترغیب نکند بر خوراک بینوا///و بر خوراک بینوا ترغیب نمی‌کند. quran_en_fa So woe to the worshippers پس وای بر نمازگزاران///پس وای بر نمازگزاران///پس واى بر آن نمازگزارانى‌///پس واى بر نمازگزاران///پس واى بر نمازگزارانى///پس واى به حال نمازگزاران!///پس وای بر آن نماز گزاران.///پس وای بر آن نمازگزاران‌///پس وای بر نمازگزارانی که …///پس وای بر نمازگزاران‌///پس وای بر نمازگزاران! quran_en_fa Who are neglectful of their prayers, که از نمازشان غافل و نسبت به آن سهل انگارند.///که از نمازشان غافل و نسبت به آن سهل انگارند.///که در نماز خود سهل انگارند؛///آنان که از نمازشان غافلند///که از نمازشان غافلند،///آنان که از نمازشان غافل و نسبت به آن سهل‌انگارند.///که دل از یاد خدا غافل دارند.///همان کسانی که از نماز خویش غافلند///در نماز خود سهل‌انگاری می‌کنند،///آنان که از نماز خویشند غفلت‌کنندگان‌///کسانی که از (انجام به وقت و درست) نمازشان سهل‌انگارند. quran_en_fa Those who (want but) to be seen (of men), همانان که همواره ریا می‌کنند///همانان که همواره ریا می‌کنند///آنان که ریا مى‌کنند،///آنها که خودنمایى مى‌کنند///آنان که ریا مى‌کنند،///همانان که پیوسته ریا مى‌کنند.///همانان که (اگر طاعتی کنند به) ریا و خود نمایی کنند.///کسانی که ایشان [در نماز هم‌] ریاکاری می‌کنند///همان کسانی که ریا می‌کنند،///آنان که خودنمائی کنند///کسانی که ایشان ریا می‌کنند. quran_en_fa But refuse (to supply) (even) neighbourly needs. و از [دادن] وسایل و ابزار ضروری زندگی [و زکات، هدیه و صدقه به نیازمندان] دریغ می‌ورزند.///و از [دادن] وسایل و ابزار ضروری زندگی [و زکات، هدیه و صدقه به نیازمندان] دریغ می‌ورزند.///و از دادن زکات دریغ مى‌ورزند.///و از رفع نیاز دیگران دریغ مى‌ورزند///و از [دادن‌] زکات [و وسایل و مایحتاج خانه‌] خوددارى مى‌ورزند.///و از [دادن] زکات دریغ مى‌کنند.///و زکات و احسان را (از فقیران و هر خیر کوچک را حتی قرض را هم از محتاجان) منع کنند.///و زکات را باز می‌دارند///و دیگران را از وسایل ضروری زندگی منع می‌نمایند!///و بازدارند زکات را (یا خیر را)///و از چیزهایی ناچیز (نیازمندان را) باز می‌دارند. quran_en_fa To thee have We granted the Fount (of Abundance). بی تردید ما به تو خیر فراوان [که برکت در نسل است و از فاطمه ریشه می‌گیرد] عطا کردیم.///بی تردید ما به تو خیر فراوان [که برکت در نسل است و از فاطمه ریشه می‌گیرد] عطا کردیم.///ما کوثر را به تو عطا کردیم.///بى‌تردید ما به تو خیر بسیار دادیم///ما تو را [چشمه‌] کوثر دادیم،///[ای پیامبر!] بى‌تردید ما به تو خیر فراوان عطا کردیم.///ما تو را کوثر (یعنی عطای بسیار چون کثرت فرزند) بخشیدیم.///ما به تو کوثر بخشیده‌ایم‌///ما به تو کوثر [= خیر و برکت فراوان‌] عطا کردیم!///همانا ارزانی داشتیمت کوثر///ما همواره به تو تمامی (خیرات) بسیار پربار را بخشودیم‌. quran_en_fa Therefore to thy Lord turn in Prayer and Sacrifice. پس [به شکرانه آن] برای پروردگارت نماز بخوان و شتر قربانی کن.///پس [به شکرانه آن] برای پروردگارت نماز بخوان و شتر قربانی کن.///پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى کن‌///پس براى پروردگارت نمازگزار و قربانى کن///پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى کن.///پس براى پروردگارت نماز بگزار و شتر قربانی کن!///پس تو هم برای خدایت به نماز (و طاعت) و قربانی (و مناسک حج) بپرداز.///پس برای پروردگارت نماز بگزار و قربانی کن‌///پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن!///پس نمازگزار برای پروردگار خویش و قربان کن (یا سجود و رکوع کن)///پس برای پروردگارت نمازگزار و گلو (یت را برایش) فرو نه. quran_en_fa For he who hateth thee, he will be cut off (from Future Hope). یقینا دشمن [که به] تو [زخم زبان می‌زند] خود بدون تبار و نسل [و بریده از همه خیرات و برکات] است.///یقینا دشمن [که به] تو [زخم زبان می‌زند] خود بدون تبار و نسل [و بریده از همه خیرات و برکات] است.///که بدخواه تو خود ابتر است.///البته دشمن تو، همو بى‌نسل است///دشمنت خود بى‌تبار خواهد بود.///بی­گمان [دشمن] کینه‌توزت خود بدون نسل است.///که محققا دشمن بدگوی تو (عاص بن وائل) مقطوع النسل است (و نسل تو تا قیامت به کثرت و برکت و عزت باقی است).///بی‌گمان دشمن تو بی‌سرانجام [و بلاعقب‌] است‌///(و بدان) دشمن تو قطعا بریده‌نسل و بی‌عقب است!///همانا بدخواه تو است دنباله‌بریده‌///همانا دشمنت خود بی‌تبار است. quran_en_fa Say: O ye that reject Faith! بگو: ای کافران!///بگو: ای کافران!///بگو: اى کافران،///بگو هان! اى کافران///بگو: «اى کافران،///[ای پیامبر!] بگو: «اى کافران!///بگو که‌ای کافران (مشرک).///بگو هان ای کافران‌///بگو: ای کافران!///بگو ای گروه کافران‌///بگو: «هان ای کافران!» quran_en_fa I worship not that which ye worship, آنچه را شما می‌پرستید، من نمی‌پرستم،///آنچه را شما می‌پرستید، من نمی‌پرستم،///من چیزى را که شما مى‌پرستید نمى‌پرستم.///من آنچه را که مى‌پرستید، نمى‌پرستم///آنچه مى‌پرستید، نمى‌پرستم.///من آنچه را شما مى‌پرستید، نمى‌پرستم.///من آن بتان را که شما به خدایی می‌پرستید هرگز نمی‌پرستم.///من معبود شما را نمی‌پرستم‌///آنچه را شما می‌پرستید من نمی‌پرستم!///نپرستم آنچه را پرستید///«(من) نمی‌پرستم، آنچه را (شما) می‌پرستید.» quran_en_fa Nor will ye worship that which I worship. و نه شما آنچه را من می‌پرستم، می‌پرستید،///و نه شما آنچه را من می‌پرستم، می‌پرستید،///و شما نیز چیزى را که من مى‌پرستم نمى‌پرستید.///و شما [نیز] پرستش‌گر آنچه مى‌پرستم نیستید///و آنچه مى‌پرستم، شما نمى‌پرستید.///و شما پرستنده‌ى آنچه من مى‌پرستم، نیستید.///و شما هم آن خدای یکتایی را که من پرستش می‌کنم پرستش نمی‌کنید.///و شما هم پرستندگان معبود من نیستید///و نه شما آنچه را من می‌پرستم می‌پرستید،///و نه شما پرستندگانید آنچه را پرستم‌///«و نه شما پرستنده‌اید، آنچه را (من) می‌پرستم.» quran_en_fa And I will not worship that which ye have been wont to worship, و نه من آنچه را شما پرستیده‌اید، می‌پرستم،///و نه من آنچه را شما پرستیده‌اید، می‌پرستم،///و من پرستنده چیزى که شما مى‌پرستید نیستم.///و من [نیز] پرستشگر آنچه [شما] پرستیده‌اید نیستم///و نه آنچه پرستیدید من مى‌پرستم.///و من [نیز] پرستنده‌ى آنچه شما مى‌پرستید، نیستم.///نه من هرگز خدایان باطل شما را عبادت می‌کنم.///و من پرستنده آنچه شما می‌پرستید نیستم‌///و نه من هرگز آنچه را شما پرستش کرده‌اید می‌پرستم،///و نه منم پرستنده آنچه پرستش کردید///«و من پرستنده نیستم، آن‌گونه که (شما) می‌پرستید.» quran_en_fa Nor will ye worship that which I worship. و نه شما آنچه را که من می‌پرستم، می‌پرستید.///و نه شما آنچه را که من می‌پرستم، می‌پرستید.///و شما پرستنده چیزى که من مى‌پرستم نیستید.///و نه شما پرستنده‌ى چیزى هستید که [من‌] مى‌پرستم///و نه آنچه مى‌پرستم شما مى‌پرستید.///و شما پرستنده‌ى آنچه من مى‌پرستم، نیستید.///و نه شما یکتا خدای معبود مرا عبادت خواهید کرد.///و شما هم پرستندگان معبود من نیستید///و نه شما آنچه را که من می‌پرستم پرستش می‌کنید؛///و نه شما پرستندگانید آنچه را پرستم‌///«و نه شما پرستنده‌اید آن‌گونه که من می‌پرستم‌.» quran_en_fa To you be your Way, and to me mine. دین شما برای خودتان، و دین من برای خودم.///دین شما برای خودتان، و دین من برای خودم.///شما را دین خود، و مرا دین خود.///شما را دین خودتان و مرا دین خویش///دین شما براى خودتان، و دین من براى خودم.»///آیین شما براى خودتان و آیین من براى خودم»///پس اینک دین (شرک و جهل) شما برای شما باشد و دین (توحید و خدا پرستی) من هم برای من (تا روزی که به امر حق شما را از شرک برگردانم و به راه توحید خدا و خدا پرستی هدایت کنم).///شما را دین شما، و مرا دین من‌///(حال که چنین است) آیین شما برای خودتان، و آیین من برای خودم!///شما را است دینتان و مرا است دینم‌///«دین شما برای خودتان و دین من (هم) برای خودم‌.» quran_en_fa When comes the Help of Allah, and Victory, هنگامی که یاری خدا و [آن] پیروزی فرا رسد،///هنگامی که یاری خدا و [آن] پیروزی فرا رسد،///چون یارى خدا و پیروزى فراز آید،///آن‌گاه که یارى خدا و پیروزى فرا رسید///چون یارى خدا و پیروزى فرا رسد،///[ای پیامبر!] هنگامى که یارى خدا و پیروزى فرارسد،///چون هنگام فتح و فیروزی با یاری خدا فرا رسد (مراد فتح مکه است).///آنگاه که نصرت الهی و پیروزی فراز آید///هنگامی که یاری خدا و پیروزی فرارسد،///گاهی که آید یاری خدا و پیروزی‌///هنگامی که یاری خدا و پیروزی (اش) فرا رسد، quran_en_fa And thou dost see the people enter Allah's Religion in crowds, و مردم را ببینی که گروه گروه در دین خدا درآیند،///و مردم را ببینی که گروه گروه در دین خدا درآیند،///و مردم را ببینى که فوج‌فوج به دین خدا درمى‌آیند،///و دیدى که مردم گروه گروه در دین خدا داخل مى‌شوند///و ببینى که مردم دسته‌دسته در دین خدا درآیند،///و مردم را ببینى که دسته دسته در دین خدا وارد مى‌شوند،///و مردم را بنگری که فوج فوج به دین خدا داخل می‌شوند (و تو را به رسالت تصدیق می‌کنند).///و مردم را بینی که گروه گروه به دین الهی در آیند///و ببینی مردم گروه گروه وارد دین خدا می‌شوند،///و بینی مردم را درآیند به دین خدا گروه گروه‌///و ببینی مردم دسته دسته در دین خدا در آیند، quran_en_fa Celebrate the praises of thy Lord, and pray for His Forgiveness: For He is Oft-Returning (in Grace and Mercy). پس پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی، و از او آمرزش بخواه، که او همواره توبه پذیر است.///پس پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی، و از او آمرزش بخواه، که او همواره توبه پذیر است.///پس به ستایش پروردگارت تسبیح گوى و از او آمرزش بخواه، که او توبه‌پذیر است.///پس به ستایش پروردگارت تسبیح گوى و آمرزش خواه که او قطعا توبه پذیر است///پس به ستایش پروردگارت نیایشگر باش و از او آمرزش خواه، که وى همواره توبه‌پذیر است.///پس پروردگارت را با سپاس و ستایش به پاکى یادکن و از او آمرزش بخواه که او همواره توبه‌پذیر است.///در آن وقت خدای خود را حمد و ستایش کن و (از لوث شرک) پاک و منزه‌دان و از او مغفرت و آمرزش طلب که او خدای بسیار توبه پذیر است.///پس سپاسگزارانه پروردگارت را نیایش کن و از او آمرزش بخواه که او بس توبه‌پذیر است‌///پروردگارت را تسبیح و حمد کن و از او آمرزش بخواه که او بسیار توبه‌پذیر است!///پس تسبیح گوی به سپاس پروردگار خویش و آمرزش خواهش که او است همانا آمرزگار///پس با ستایش پروردگارت نیایشگر باش و از او پوشش بخواه، (که) وی همواره برگشت‌کننده و پذیرای برگشتگان (سرگشته) بوده است. quran_en_fa Perish the hands of the Father of Flame! Perish he! نابود باد قدرت ابولهب، و نابود باد خودش؛///نابود باد قدرت ابولهب، و نابود باد خودش؛///دستهاى ابولهب بریده باد و هلاک بر او.///بریده باد هر دو دست ابو لهب و مرگ بر او///بریده باد دو دست ابولهب، و مرگ بر او باد.///توان ابولهب تباه و او نابود باد!///ابو لهب (که دایم در پی آزار و دشمنی پیغمبر بود با تمام اقتدار و دارایی) نابود شد و دو دستش (که سنگ به رسول می‌افکند) قطع گردید.///زیانکار باد دستان ابولهب، و خود او هم زیانکار شد///بریده باد هر دو دست ابولهب (و مرگ بر او باد)!///بریده باد دستهای ابی‌لهب و بریده باد///بریده است دو دست ابولهب و (خودش هم) بریده است. quran_en_fa No profit to him from all his wealth, and all his gains! ثروتش و آنچه از امکانات به دست آورد چیزی [از عذاب خدا را که در دنیا عذاب استیصال است] از او دفع نکرد.///ثروتش و آنچه از امکانات به دست آورد چیزی [از عذاب خدا را که در دنیا عذاب استیصال است] از او دفع نکرد.///دارایى او و آنچه به دست آورده بود به حالش سود نکرد.///مال و دست آوردش او را بى‌نیاز نکرد///دارایى او و آنچه اندوخت، سودش نکرد.///ثروتش و آنچه به دست آورده بود، هیچ به کارش نیامد.///مال و ثروتی که اندوخت هیچ به کارش نیامد و از هلاکش نرهانید.///مالش و دستاوردش به کارش نیامد///هرگز مال و ثروتش و آنچه را به دست آورد به حالش سودی نبخشید!///بی‌نیاز نکرد از او مالش و آنچه فراهم کرد///داراییش و دستاوردش سودش نداد. quran_en_fa Burnt soon will he be in a Fire of Blazing Flame! به زودی در آتشی زبانه دار درآید؛///به زودی در آتشی زبانه دار درآید؛///زودا که به آتشى شعله‌ور درافتد.///زودا که وارد آتشى شعله‌ور شود///بزودى در آتشى پرزبانه درآید.///به زودى در آتشى شعله‌ور درآید و بسوزد.///زود باشد که به دوزخ در آتشی شعله‌ور در افتد.///زودا که به آتشی شعله‌ور در آید///و بزودی وارد آتشی شعله‌ور و پرلهیب می‌شود؛///زود است بچشد آتشی شعله‌ور///به زودی آتشی زبانه‌دار (پس از مرگش) بیفروزد. quran_en_fa His wife shall carry the (crackling) wood - As fuel!- و [نیز] همسرش که هیزم کش است [در آتش زبانه دار در آید.]///و [نیز] همسرش که هیزم کش است [در آتش زبانه دار در آید.]///و زنش هیزم‌کش است.///و همسر او [نیز]، که بارکش هیزم است///و زنش، آن هیمه‌کش [آتش فروز]،///و زنش، آن هیزم‌کش [آتش‌افروز نیز در آتش درآید].///و نیز همسرش (ام جمیل خواهر ابو سفیان) که هیزم آتش افروز دوزخ باشد.///و زنش هیزم‌کش [و آتش‌افروز معرکه‌] است‌///و (نیز) همسرش، در حالی که هیزم‌کش (دوزخ) است،///و زن او بردارنده هیزم‌///و زنش، بس کشنده‌ی هیزم است؛ quran_en_fa A twisted rope of palm-leaf fibre round her (own) neck! [همان که] بر گردنش طنابی تابیده از لیف خرماست.///[همان که] بر گردنش طنابی تابیده از لیف خرماست.///و بر گردن ریسمانى از لیف خرما دارد.///به گردنش ریسمانى از لیف خرما است///بر گردنش طنابى از لیف خرماست.///[در حالى که] به گردنش ریسمانى از لیف خرماست.///در حالی که (با ذلت و خواری) طنابی از لیف خرما به گردن دارد.///و ریسمانی از لیف خرمای تافته بر گردن دارد///و در گردنش طنابی است از لیف خرما!///در گردنش بندی است از لیف خرما///بر گردنش طنابی از لیف]: گردن بندطلایی [خرماست. quran_en_fa Say: He is Allah, the One and Only; بگو: او خدای یکتاست؛///بگو: او خدای یکتاست؛///بگو: اوست خداى یکتا،///بگو حق این است که خدا یگانه است///بگو: «اوست خداى یگانه،///[ای پیامبر!] بگو: «او خداوند یگانه است.///بگو: حقیقت این است که خدا یکتاست.///بگو او خداوند یگانه است‌///بگو: خداوند، یکتا و یگانه است؛///بگو او است خدای یکتا///بگو: «او خدای یکتا و یگانه است.» quran_en_fa Allah, the Eternal, Absolute; خدای بی نیاز [همه موجودات هستی که نیازمند و عین فقرند برای رفع نیازشان روی به او کنند و از حضرتش گدایی نمایند.]///خدای بی نیاز [همه موجودات هستی که نیازمند و عین فقرند برای رفع نیازشان روی به او کنند و از حضرتش گدایی نمایند.]///خداى که در حاجت به او رو کنند،///خدایى که همه، نیاز بدو برند///خداى صمد [ثابت - متعالى‌]،///خداى بى‌نیاز [که نیازمندان فقط به او رو می‌کنند.]///آن خدایی که (از همه عالم) بی نیاز (و همه عالم به او نیازمند) است.///خداوند صمد///خداوندی است که همه نیازمندان قصد او می‌کنند؛///خداوند است صمد///«خدا، (همان) پروردگار بی‌نیاز مطلق است.» quran_en_fa He begetteth not, nor is He begotten; نزاده، و زاییده نشده است،///نزاده، و زاییده نشده است،///نه زاده است و نه زاده شده،///نزاده و زاده نشده است/// [کسى را] نزاده، و زاده نشده است،///نه فرزند دارد و نه فرزند کسى است.///نه کسی فرزند اوست و نه او فرزند کسی است.///نه فرزند آرد و نه از کسی زاده است‌///(هرگز) نزاد، و زاده نشد،///نه زائید و نه زاده شده‌///«(هرگز) نزاد و زاده نشد.» quran_en_fa And there is none like unto Him. و هیچ کس [در ذات و صفات] همانند و همتا و شبیه او نمی‌باشد.///و هیچ کس [در ذات و صفات] همانند و همتا و شبیه او نمی‌باشد.///و نه هیچ کس همتاى اوست.///و او را هیچ همتایى نباشد///و هیچ کس او را همتا نیست.»///و هیچ همتایى براى او نیست».///و نه هیچ کس مثل و مانند و همتای اوست.///و او را هیچ کس همتا نیست‌///و برای او هیچگاه شبیه و مانندی نبوده است!///و نبودش همتا کسی‌///«و برای او هیچ‌گاه همتا و همپایی نبوده است.» quran_en_fa Say: I seek refuge with the Lord of the Dawn بگو: به پروردگار سپیده دم پناه می‌برم،///بگو: به پروردگار سپیده دم پناه می‌برم،///بگو: به پروردگار صبحگاه پناه مى‌برم،///بگو به پروردگار سپیده دم پناه مى‌برم///بگو: «پناه مى‌برم به پروردگار سپیده دم،///[ای پیامبر!] بگو: «پناه مى‌برم به پروردگار سپیده­دم.///بگو: من پناه می‌جویم به خدای فروزنده صبح روشن.///بگو به پروردگار فلق پناه می‌برم‌///بگو: پناه می‌برم به پروردگار سپیده صبح،///بگو پناه برم به پروردگار بامداد (شکاف صبح)///بگو: «پناه می‌برم به پروردگار گشایشگر؛» quran_en_fa From the mischief of created things; از زیان مخلوقاتی که [با انحرافشان از قوانین الهی به انسان] ضرر می‌رسانند،///از زیان مخلوقاتی که [با انحرافشان از قوانین الهی به انسان] ضرر می‌رسانند،///از شر آنچه بیافریده است،///از شر آنچه آفرید///از شر آنچه آفریده،///از شر آنچه او آفرید [و داراى شر است].///از شر مخلوقات (شریر و مردم بد اندیش).///از شر هر آنچه آفریده است‌///از شر تمام آنچه آفریده است؛///از بدی آنچه آفرید///«از شر آنچه آفریده است؛» quran_en_fa From the mischief of Darkness as it overspreads; و از زیان شب هنگامی که با تاریکی اش درآید [که در آن تاریکی انواع حیوانات موذی و انسان‌های فاسق و فاجر برای ضربه زدن به انسان در کمین اند]///و از زیان شب هنگامی که با تاریکی اش درآید [که در آن تاریکی انواع حیوانات موذی و انسان‌های فاسق و فاجر برای ضربه زدن به انسان در کمین اند]///و از شر شب چون درآید،///و از شر شب تار، وقتى که هجوم آورد///و از شر تاریکى چون فراگیرد،///و از شر تاریکى شب، آن‌گاه که همه جا را فراگیرد.///و از شر شب تار هنگامی که (از پی آزار) در آید (و حشرات موذی و جنایتکاران و فتنه انگیران را به کمک ظلمتش به ظلم و جور و ستم بر انگیزد).///و از شر شب چون در آید///و از شر هر موجود شرور هنگامی که شبانه وارد می‌شود؛///و از بدی تاریکی گاهی که فراگیرد (یا فرورود)///«و از شر هر شروری، هنگامی که شبانه سوراخ (و پرده‌دری) کند؛» quran_en_fa From the mischief of those who practise secret arts; و از زیان زنان دمنده [که افسون و جادو] در گره‌ها [می دمند و با این کار شیطانی در زندگی فرد، خانواده و جامعه خسارت به بار می‌آورند]///و از زیان زنان دمنده [که افسون و جادو] در گره‌ها [می دمند و با این کار شیطانی در زندگی فرد، خانواده و جامعه خسارت به بار می‌آورند]///و از شر جادوگرانى که در گره‌ها افسون مى‌دمند،///و از شر دمندگان در گروه‌ها///و از شر دمندگان افسون در گره‌ها،///و از شر زنان افسون‌گرى که در گره‌ها مى‌دمند [و جادو مى‌کنند].///و از شر زنان افسونگر که (به جادو) در گره‌ها بدمند.///و از شر زنان افسونگر دمنده در گره‌ها///و از شر آنها که با افسون در گره‌ها می‌دمند (و هر تصمیمی را سست می‌کنند)؛///و از بدی زنان دمنده در گره‌ها///«و از شر فوت و فن‌کنندگان در گره‌ها؛» quran_en_fa And from the mischief of the envious one as he practises envy. و از زیان حسود، زمانی که حسد می‌ورزد.///و از زیان حسود، زمانی که حسد می‌ورزد.///از شر حسود چون رشک مى‌ورزد.///و از شر حسود آن‌گاه که حسد ورزد///و از شر [هر] حسود، آنگاه که حسد ورزد.»///و از شر [هر] حسود، آن‌گاه که حسد ورزد.»///و از شر حسود بد خواه چون شراره آتش رشک و حسد بر افروزد.///و از شر رشک‌بری که رشک برد///و از شر هر حسودی هنگامی که حسد می‌ورزد!///و از بدی حسود گاهی که حسد ورزد///«و از شر هر حسودی هنگامی که حسد ورزد.» quran_en_fa Say: I seek refuge with the Lord and Cherisher of Mankind, بگو: پناه می‌برم به پروردگار مردم///بگو: پناه می‌برم به پروردگار مردم///بگو: به پروردگار مردم پناه مى‌برم،///بگو پناه مى‌برم به پروردگار مردم///بگو: «پناه مى‌برم به پروردگار مردم،///[ای پیامبر!] بگو: «پناه مى‌برم به پروردگار آدمیان،///بگو: من پناه می‌جویم به پروردگار آدمیان.///بگو به پروردگار مردم پناه می‌برم‌///بگو: پناه می‌برم به پروردگار مردم،///بگو پناه به پروردگار مردم‌///بگو: «پناه می‌برم به پروردگار مردم؛» quran_en_fa The King (or Ruler) of Mankind, [به] پادشاه مردم///[به] پادشاه مردم///فرمانرواى مردم،///به فرمانرواى مردم///پادشاه مردم،///فرمانروای آدمیان،///پادشاه آدمیان.///فرمانروای مردم‌///به مالک و حاکم مردم،///پادشاه مردم‌///«(به) مالک و حاکم (بر) مردم؛» quran_en_fa The god (or judge) of Mankind,- [به] معبود مردم///[به] معبود مردم///خداى مردم،///به معبود مردم///معبود مردم،///معبود آدمیان،///یکتا معبود آدمیان.///خدای مردم‌///به (خدا و) معبود مردم،///خدای مردم‌///«(به) معبود مردم.» quran_en_fa From the mischief of the Whisperer (of Evil), who withdraws (after his whisper),- از زیان وسوسه‌گر کمین گرفته و پنهان،///از زیان وسوسه‌گر کمین گرفته و پنهان،///از شر وسوسه وسوسه‌گر نهانى،///از شر وسوسه‌گر پنهان شونده [و بازگردنده‌]///از شر وسوسه‌گر نهانى؛///از شر وسوسه‌ی شیطان [که به گناه وسوسه مى‌کند و پنهان مى‌شود]،///از شر آن وسوسه‌گر نهانی.///از شر وسوسه‌گر پنهانکار///از شر وسوسه‌گر پنهانکار،///از بدی وسوسه‌کننده نهان شونده‌///«از شر وسوسه‌گر بس فراری و پنهان‌گر؛» quran_en_fa (The same) who whispers into the hearts of Mankind,- آنکه همواره در سینه‌های مردم وسوسه می‌کند///آنکه همواره در سینه‌های مردم وسوسه می‌کند///آن که در دلهاى مردم وسوسه مى‌کند،///آن که در سینه‌هاى مردم وسوسه مى‌کند///آن کس که در سینه‌هاى مردم وسوسه مى‌کند،///همان­ که همواره در سینه‌هاى آدمیان وسوسه مى‌کند،///آن شیطان که وسوسه و اندیشه بد افکند در دل مردمان.///کسی که در دلهای مردم وسوسه می‌کند///که در درون سینه انسانها وسوسه می‌کند،///آنکه وسوسه کند در سینه‌های مردم‌///«آن که در درون سینه‌های مردم وسوسه می‌کند؛» quran_en_fa Among Jinns and among men. از جنیان و آدمیان.///از جنیان و آدمیان.///خواه از جنیان باشد یا از آدمیان.///از پریان و آدمیان///چه از جن و [چه از] انس.»///از جنس جن باشد یا از آدمیان».///چه آن شیطان از جنس جن باشد و یا از نوع انسان.///اعم از جن و انسان‌///خواه از جن باشد یا از انسان!///از پریان و مردم‌///«(خواه) از جنیان و (خواه) انسان!» quran_en_fa How can I slowly lose weight? چگونه می توانم کم کم وزن خود را کاهش دهم؟ qqp_train_en_fa How does masturbation affect one's concentrating power? چگونه استمناء بر قدرت تمرکز شخص تأثیر می گذارد؟ qqp_train_en_fa What does it mean when I dreamed of someone and said they're dying? وقتی خواب کسی را دیدم و گفتم آنها در حال مرگ هستند ، چه معنایی دارد؟ qqp_train_en_fa How can I modify apk files? چگونه می توانم فایل های apk را تغییر دهم؟ qqp_train_en_fa Where can I buy first copy shoes in mumbai? از کجا می توانم کفش های کپی درجه اول را در بمبئی بخرم؟ qqp_train_en_fa What is the step by step procedure to apply for Australian PR? روش مرحله به مرحله برای درخواست شهروندی دایم استرالیا چیست؟ qqp_train_en_fa What is the best way to encourage 4-5 year olds to play chess? بهترین راه برای تشویق کودکان ۴-۵ ساله به بازی شطرنج چیست؟ qqp_train_en_fa What is the super best movie you recommend me to watch now? Your number 1 top list movies? Any kind (except horror)? بهترین فیلمی که به من توصیه می کنید که الان تماشا کنم چیست؟ فیلم های شماره ۱ لیست برتر شما کدامند؟ نوع خاصی هستند (به جز وحشت)؟ qqp_train_en_fa What are the best 5 films you have ever watched? بهترین ۵ فیلمی که تاکنون تماشا کرده اید چیست؟ qqp_train_en_fa How may I know whether my wife is cheating on me? چگونه می توانم بدانم که آیا همسرم من خیانت می کند؟ qqp_train_en_fa When you get a love spell done do you feel drained and tired? وقتی یک طلسم عاشقانه انجام می دهید، احساس تخلیه و خستگی می کنید؟ qqp_train_en_fa What are good ways to stop corruption in India? راه های خوب برای جلوگیری از فساد در هند چیست؟ qqp_train_en_fa Why didn't intelligence develop in its highest form in underwater creatures? چرا هوش در بالاترین شکل خود در موجودات زیر آب ایجاد نشده است؟ qqp_train_en_fa Is it ok for a young men to get oral from and old women? آیا برای یک مرد جوان که از یک زن پیر سکس دهانی دریافت کند، اشکالی ندارد؟ qqp_train_en_fa Is literally infinite number of unique human DNAs possible? آیا به معنای واقعی کلمه تعداد نامتناهی DNA های منحصر به فرد انسانی ممکن است؟ qqp_train_en_fa How can you open a .z01 file? چگونه می توانید یک فایل z01 را باز کنید؟ qqp_train_en_fa How many volts equal 1 kilowatt? ۱ کیلووات برابر با چند ولت است؟ qqp_train_en_fa Why do men have mustaches? چرا مردان سبیل دارند؟ qqp_train_en_fa How does cigarette smoke affect you? دود سیگار چگونه بر شما تأثیر می گذارد؟ qqp_train_en_fa How are Telugu and Tamil languages related? زبان های تلوگو و تامیل چگونه ارتباط دارند؟ qqp_train_en_fa What are some best quotes you have heard? بهترین نقل قول هایی که شنیده اید چیستند؟ qqp_train_en_fa What should be done to manage food cravings? برای مدیریت هوس های غذایی چه باید کرد؟ qqp_train_en_fa How do I post a question in quora? چگونه می توانم یک سؤال را در Quora مطرح کنم؟ qqp_train_en_fa I am in first year. In which direction should I start my preparation to clear for IAS exam? من سال اول هستم در کدام جهت باید آمادگی خود را برای پاس کردن در آزمون IAS شروع کنم؟ qqp_train_en_fa I have lost my PAN card and I also forgot my PAN number. What is the procedure to reissue a PAN card? من کارت PAN را گم کرده ام و شماره PAN خود را نیز فراموش کردم. روش استفاده مجدد از کارت PAN چیست؟ qqp_train_en_fa Why should I study physics? چرا باید فیزیک را مطالعه کنم؟ qqp_train_en_fa What are the secrets NASA is hiding from the world? رازهایی که ناسا از جهان پنهان می کند چیست؟ qqp_train_en_fa What does Richard Muller think of philosophy? تفکر ریچارد مولر در مورد فلسفه چیست؟ qqp_train_en_fa How will Indian GDP be affected from banning 500 and 1000 rupees notes? تولید ناخالص داخلی هند از ممنوعیت ۵۰۰ و ۱۰۰۰ اسکناس روپیه چگونه تحت تأثیر قرار خواهد گرفت؟ qqp_train_en_fa What are the best places to visit in Kanhangad, Kerala? بهترین مکان های بازدید در Kanhangad ، کرالا چیست؟ qqp_train_en_fa What are the best aspects of working at Resource Capital? بهترین جنبه های کار در منبع سرمایه چیست؟ qqp_train_en_fa Is it bad if my back hurts from always sitting straight? آیا اگر کمر من از همیشه نشستن مستقیم درد بگیرد ، بد است؟ qqp_train_en_fa What are some misconceptions, and truths that are believed about Iran? برخی تصورات غلط و حقایق که درمورد ایران مورد اعتقاد است، چیست؟ qqp_train_en_fa What hotel in Khowai would be safe for unmarried couples, without the harassment of police, hotel staff, and moral police? چه هتلی در خویا برای زوج های ازدواج نکرده وجود دارد بدون آزار و اذیت پلیس، کارمندان هتل و پلیس اخلاقی؟ qqp_train_en_fa What can you do best in two minutes? در دو دقیقه چه کاری می توانید انجام دهید؟ qqp_train_en_fa My rank in IMUCET IS 3152. What are my chaces of getting into it (any campus)? رتبه من در IMUCET ۳۱۵۲ است. فرصت ورود من به آن (هر دانشگاه) چیست؟ qqp_train_en_fa How do I become a conductor engineer? چگونه می توانم مهندس راهنما شوم؟ qqp_train_en_fa Would an external USB 3.0 CD/DVD drive be faster than an external USB 2.0 CD/DVD drive? آیا درایو USB ۳.۰ CD / DVD سریعتر از درایو CD / DVD USB ۲.۰ خارجی است؟ qqp_train_en_fa Why is Pandora not available in India? چرا پاندورا در هند در دسترس نیست؟ qqp_train_en_fa What is 0 divided by infinity? ۰ تقسیم بر بی نهایت چیست؟ qqp_train_en_fa If your deities/deity have an infinite intelligence, why does the world suck so much? اگر خدایان / خدایان شما دارای هوشیاری نامتناهی هستند، چرا جهان اینقدر ناجور است؟ qqp_train_en_fa Has Ancient History been scientifically tested? Is it all real? Did it happen differently than we were told it did? Did it even happen at all? آیا تاریخ باستان از نظر علمی مورد آزمایش قرار گرفته است؟ آیا همه این ها واقعی است؟ آیا این اتفاق متفاوت از آنچه به ما گفته شده اتفاق افتاده است؟ آیا اصلاً این اتفاق افتاده است؟ qqp_train_en_fa How can I improve my English in all aspects? چگونه می توانم انگلیسی خود را از هر نظر بهبود ببخشم؟ qqp_train_en_fa What is the meaning of nani desu ka? منظور از nani desu ka چیست؟ qqp_train_en_fa How do cyber security services help my business? خدمات امنیت سایبری چگونه به تجارت من کمک می کنند؟ qqp_train_en_fa I want to live the rest of my life alone and without working. Is jail an appropriate option? من می خواهم بقیه عمرم را تنها و بدون کار زندگی کنم. آیا زندان گزینه مناسبی است؟ qqp_train_en_fa How much impact Quora has made on your life? Quora چه تأثیری در زندگی شما داشته است؟ qqp_train_en_fa How do I recover data from an external hard disk? چگونه می توانم داده ها را از یک دیسک سخت خارجی بازیابی کنم؟ qqp_train_en_fa What advice would you give to someone who is extremely insecure? به کسی که کاملاً احساس ناامنی می کند چه توصیه ای می کنید؟ qqp_train_en_fa If kids born on 2008 and we both parents in UK since 10 years can we eligible for UK citizen? اگر بچه ها متولد ۲۰۰۸ و ما هر دو پدر و مادر در انگلیس از ۱۰ سال اقامت داریم، می توانیم واجد شرایط شهروند انگلستان شویم؟ qqp_train_en_fa When Is the Earth more protected from the Sun solar wind or EM radiation, summer or autumn? چه موقع زمین از تابش خورشید خورشید یا تابش EM ، تابستان یا پاییز بیشتر محافظت می شود؟ qqp_train_en_fa How can I create the most popular question on Quora? چگونه می توانم محبوب ترین سوال را در Quora ایجاد کنم؟ qqp_train_en_fa How do I delete my credit card details from Uber's database? چگونه می توانم اطلاعات کارت اعتباری خود را از بانک اطلاعات Uber حذف کنم؟ qqp_train_en_fa What are some tips to get the best airline ticket prices? برای دریافت بهترین قیمت بلیط هواپیما چه نکاتی را باید رعایت کرد؟ qqp_train_en_fa How does a long distance relationship work? رابطه راه دور چگونه کار می کند؟ qqp_train_en_fa How do l see who viewed my videos on Instagram? چگونه می توانم ببینم چه کسی ویدیوهای من را در اینستاگرام مشاهده کرده است؟ qqp_train_en_fa Medical Conditions and Diseases: What role does the spleen play? شرایط پزشکی و بیماری ها: طحال چه نقشی دارد؟ qqp_train_en_fa I do not have my parents' surname on the birth certificate and I am applying for a fresh passport. Will it create any problem? نام خانوادگی والدینم را در شناسنامه ندارم و متقاضی دریافت پاسپورت تازه هستم. آیا مشکلی ایجاد خواهد کرد؟ qqp_train_en_fa What do girls wish that guys knew? چه چیزی است که دختران آرزو می کنند پسران می دانستند؟ qqp_train_en_fa In Dragonball super why does supreme Kai(shin) and kibito kai are shown as separate? در Dragonball super چرا supreme Kai(shin) و kibito kai به صورت جداگانه نشان داده می شوند؟ qqp_train_en_fa What's the best advice you could give to someone under twenty? بهترین توصیه ای که می توانید به کسی زیر بیست بدهید چیست؟ qqp_train_en_fa What do I do if I forgot my Apple ID and email? اگر Apple ID و ایمیل خود را فراموش کرده ام چه کاری می توانم انجام دهم؟ qqp_train_en_fa Does snow increase the height of Mount Everest? آیا برف باعث افزایش ارتفاع کوه اورست می شود؟ qqp_train_en_fa What are some unusual animals? حیوانات غیرمعمول کدامند؟ qqp_train_en_fa Why can salt be bad for you? چرا نمک می تواند برای شما بد باشد؟ qqp_train_en_fa How would one ask a bank teller out? چگونه می توان یک گوینده بانکی به قرار عاشقانه دعوت کرد؟ qqp_train_en_fa What books should I study and practice to crack NEET 2017? برای شکستن NEET ۲۰۱۷ چه کتابهایی را باید مطالعه و تمرین کنم؟ qqp_train_en_fa What do we have to do in life? ما در زندگی چه کاری داریم؟ qqp_train_en_fa What are some must-read books for people in their 50s? برخی از کتابهای خواندنی برای افراد دهه ۵۰ چیست؟ qqp_train_en_fa What is Islamic banking and why does the RBI want it in India? بانکداری اسلامی چیست و چرا RBI آن را در هند می خواهد؟ qqp_train_en_fa What are the best slogans based on the theme "United India" or "राष्ट्रीय एकता"? بهترین شعارهای مبتنی بر موضوع "هند متحد" یا ष्ट्रीय एकता کدامند؟ qqp_train_en_fa What motivates people with technical experience to answer questions on Quora? چه چیزی افراد با تجربه فنی را ترغیب می کند تا به سؤالات مربوط به Quora پاسخ دهند؟ qqp_train_en_fa What are the some necessities for which no devices have been invented yet? برخی از نیازهایی که هنوز هیچ دستگاهی برای آنها اختراع نشده است چیست؟ qqp_train_en_fa Why doesn't anyone here answer my questions? چرا کسی در اینجا به سوالات من پاسخ نمی دهد؟ qqp_train_en_fa What is the weight of all the air on earth? وزن تمام هوای روی کره زمین چقدر است؟ qqp_train_en_fa What is the difference between fat and calories? تفاوت بین چربی و کالری چیست؟ qqp_train_en_fa Which are best management colleges in Lucknow? بهترین کالج های مدیریتی در Lucknow کدام یک هستند؟ qqp_train_en_fa Where can I learn Raspberry Pi? از کجا می توانم Raspberry Pi را یاد بگیرم؟ qqp_train_en_fa Is experience certificate a mandatory valid proof of work-ex for admission into IIMs during GD/PI or later? آیا گواهینامه تجربه اثبات معتبر اثبات کار قبلی برای پذیرش در IIM در طول GD / PI است یا بعد از آن؟ qqp_train_en_fa When do people usually get married? چه زمانی افراد معمولاً ازدواج می کنند؟ qqp_train_en_fa How do I become a boring person? چگونه می توانم فردی کسل کننده شوم؟ qqp_train_en_fa How can I succeed in medical school? چگونه می توانم در دانشکده پزشکی موفق شوم؟ qqp_train_en_fa What is it like to work at Virtusa Bangalore? کار در Virtusa Bangalore چطور است؟ qqp_train_en_fa Did anyone ever said anything to piss off 2pac on camera like the N Word? آیا کسی تا به حال چیزی گفته است که از ۲pac روی دوربین مانند N Word استفاده کند؟ qqp_train_en_fa How do I join the Indian Army as a doctor after doing my MBBS? چگونه می توانم بعد از انجام MBBS به عنوان پزشک به ارتش هند بپیوندم؟ qqp_train_en_fa Would China ever block Quora? آیا چین هرگز کوئورا را مسدود می کند؟ qqp_train_en_fa Which database is used for 2 step verification by gmail? کدام پایگاه داده برای تأیید ۲ مرحله ای توسط gmail استفاده می شود؟ qqp_train_en_fa Do we regret the stuff we didn't do? آیا از کارهایی که نکردیم پشیمان می شویم؟ qqp_train_en_fa What is the equivalent Indian shoe size for the UK size 8? اندازه کفش معادل کفش هندی برای اندازه ۸ انگلیسی چیست؟ qqp_train_en_fa How do I find my employer's ein number? چگونه شماره ein کارفرمای خود را پیدا کنم؟ qqp_train_en_fa In java why a unicode character is checked by compiler even if it is enclosed inside comment? در جاوا چرا یک کاراکتر یونیکد توسط کامپایلر بررسی می شود حتی اگر درون کامنت محصور باشد؟ qqp_train_en_fa What are the good ways and 100% working ways to hack a Gmail account? روش های خوب و ۱۰۰٪ روش کار برای هک کردن حساب Gmail چیست؟ qqp_train_en_fa Will Rs. 2000 currency note really come with A GPS chip? Or it is just a rumor? آیا ارز Rs ۲۰۰۰ واقعا تراشه GPS دارد؟ یا این فقط یک شایعه است؟ qqp_train_en_fa What are the names of months as per the Hindu calendar, and what is their significance vis-à-vis festivals or rituals? طبق تقویم هندو نام ماهها چیست و اهمیت آنها در مقایسه با جشنواره ها یا آیین ها چیست؟ qqp_train_en_fa Why didn't Spain ally with Germany during WW2? چرا اسپانیا در طول جنگ جهانی دوم با آلمان متحد نشد؟ qqp_train_en_fa Is it normal not to get as aroused as before when watching porn? آیا طبیعی است که به هنگام تماشای پورنو مانند گذشته احساس برانگیختگی نکنید؟ qqp_train_en_fa What are the things I can do to become more responsible? چه کارهایی می توانم انجام دهم که بیشتر مسئولیت پذیر شوم؟ qqp_train_en_fa Which are the best whey protein brands in India? بهترین مارک های پروتئین آب پنیر در هند کدام یک هستند؟ qqp_train_en_fa How do you sharpen a knife without ruining its finish? چگونه می توانید بدون خراب کردن انتهای آن ، چاقو را تیز کنید؟ qqp_train_en_fa Why do we like life hacks so much? چرا ما هک های زندگی رو اینقدر دوست داریم؟ qqp_train_en_fa What’s the biggest challenge facing college students today? How can it be addressed? امروز بزرگترین چالش دانشجویان کالج چیست؟ چگونه می توان به آن پرداخت؟ qqp_train_en_fa What has been your best sexual experience? بهترین تجربه جنسی شما چه بوده است؟ qqp_train_en_fa What are the best British television shows? بهترین نمایش های تلویزیونی انگلیس کدام است؟ qqp_train_en_fa Who has the coolest corporate office building in Bengaluru? چه کسی جالبترین ساختمان اداری بنگالورو را دارد؟ qqp_train_en_fa What is life like after clearing SSC CGL? زندگی پس از پاس کردن SSC CGL چگونه است؟ qqp_train_en_fa Is it possible to contract a cold or flu virus while one is already sick with another cold or flu virus? آیا در حالی که یکی از افراد مبتلا به ویروس سرماخوردگی یا آنفولانزا دیگر است ، آیا می توان به ویروس سرماخوردگی یا آنفولانزا مبتلا شد؟ qqp_train_en_fa What does it mean when a girl take a day to reply to your text? چه معنایی دارد وقتی که یک دختر یک روز طول می کشد تا به پیام شما پاسخ دهد؟ qqp_train_en_fa How widely accepted are credit cards at small businesses and restaurants in Pakistan? کارتهای اعتباری در مشاغل کوچک و رستورانهای پاکستان چقدر پذیرفته شده اند؟ qqp_train_en_fa Who are the best technology recruiters in San Diego and Orange County? بهترین استخدام کنندگان حوزه فن آوری در سن دیگو و اورنج کانتی چه کسانی هستند؟ qqp_train_en_fa Why can't I play high quality games like N.O.V.A 3 in bluestacks? چرا نمی توانم بازیهای با کیفیت بالا مانند NOVA ۳ را در bluestacks بازی کنم؟ qqp_train_en_fa Is there any science-backed criticism on Jonathan Haidt's moral foundations theory? آیا در تئوری مبانی اخلاقی جاناتان هایدت انتقاد علمی وجود دارد؟ qqp_train_en_fa What is better for banner ad mediation, Burstly or MoPub? برای تبلیغ بنرچه چیزی بهتر است Burstly یا MoPub؟ qqp_train_en_fa What is the cost of Baba Ramdev's Patanjali Franchise? هزینه فرانشیز Patanaali بابا رامدف چقدر است؟ qqp_train_en_fa What's the best way to increase agricultural productivity? بهترین راه برای افزایش بهره وری کشاورزی چیست؟ qqp_train_en_fa Study tips to pas ca ipcc? نکات مطالعه برای گذراندن ca ipcc؟ qqp_train_en_fa Which major global cities are the coldest in the world? کدام شهرهای بزرگ جهانی سردترین جهان است؟ qqp_train_en_fa What is the easiest way to earn bitcoins? ساده ترین راه برای کسب بیت کوین چیست؟ qqp_train_en_fa What type of mushroom is it? چه نوع قارچ است؟ qqp_train_en_fa Has your anger ever gotten you into a less than ideal situation or argument? If so, how have you learned to address it? آیا عصبانیت شما تا کنون شما را به وضعیت یا استدلالی کمتر از ایده آل تبدیل کرده است؟ اگر چنین است ، چگونه یاد گرفته اید که به آن بپردازید؟ qqp_train_en_fa Why would anyone want a Red Panda as a pet? چرا کسی ممکن است پاندا سرخ را به عنوان حیوان خانگی بخواهد؟ qqp_train_en_fa Do Muslims think non-Muslims are going to hell? آیا مسلمانان فکر می کنند غیرمسلمانان به جهنم می روند؟ qqp_train_en_fa Which is correct: "my sister and I" or "me and my sister"? که درست است:"خواهرم و من" یا "من و خواهرم"؟ qqp_train_en_fa How can I become a journalist? چگونه می توانم روزنامه نگار شوم؟ qqp_train_en_fa What is the working principle of a scroll pump? اصل کار یک پمپ پیمایش چیست؟ qqp_train_en_fa Who should regularly visit a gynecologist? چه کسی باید مرتباً به متخصص زنان مراجعه کند؟ qqp_train_en_fa What is an analogy for a smooth ER? قیاس برای ER صاف چیست؟ qqp_train_en_fa What were the mistakes done by government which led to disinvestment in PSUs? اشتباهاتی که توسط دولت انجام و منجر به عدم سرمایه گذاری در PSU شد چیست؟ qqp_train_en_fa What would be your strategy on either The Bachelor\Bachelorette? استراتژی شما در مورد Bachelor \ Bachelorette چه خواهد بود؟ qqp_train_en_fa Why totipotency level increases in plants not in animals as animals are higher creation? چرا سطح نیرومندی در گیاهان افزایش می یابد نه در حیوانات چون حیوانات موجودات بالاتری هستند؟ qqp_train_en_fa Why does Quora show the questions that I have already upvoted in my feed? چرا Quora سؤالاتی را که قبلاً به آن رای دادم را در صفحه من نشان می دهد؟ qqp_train_en_fa Buying a Home: How should I approach my landlord regarding making an offer to buy the house I rent? خرید خانه: چگونه می توانم در رابطه با ارائه پیشنهاد برای خرید خانه ای که اجاره کرده ام ، به صاحبخانه خود نزدیک شوم؟ qqp_train_en_fa What is your new year resolution, short term and long term goal for 2017? هدف سال جدید، هدف کوتاه مدت و بلند مدت شما برای سال ۲۰۱۷ چیست؟ qqp_train_en_fa What is the latest in Information Technology? جدیدترین فناوری اطلاعات چیست؟ qqp_train_en_fa Is it safe to travel to Italy now? آیا اکنون سفر به ایتالیا امن است؟ qqp_train_en_fa What are extracurricular interests? What are examples of this? علایق خارج از برنامه چیست؟ نمونه های این چیست؟ qqp_train_en_fa How can I meet new people on Skype? چگونه می توانم با افراد جدیدی در اسکایپ ملاقات کنم؟ qqp_train_en_fa Can I earn money from an offline app? آیا می توانم از برنامه آفلاین درآمد کسب کنم؟ qqp_train_en_fa How can I use Omegle on my iPod Touch and how is it compared to using Roundchat? چگونه می توانم از Omegle در iPod Touch خود استفاده کنم و چگونه با استفاده از Roundchat مقایسه می شود؟ qqp_train_en_fa Who was a better offensive tackle - Jim Parker or Anthony Munoz? چه کسی برخورد تهاجمی بهتر داشت - جیم پارکر یا آنتونی مونوز؟ qqp_train_en_fa Is it legal for a California hotel to charge more for a non smoking room? آیا برای یک هتل کالیفرنیا هزینه بیشتر برای یک اتاق غیر سیگاری شارژ قانونی است؟ qqp_train_en_fa How do I unlock my Yahoo Mail account? چگونه حساب کاربری Yahoo Mail خود را باز کنم؟ qqp_train_en_fa Can the valency of chlorine be 6? آیا ظرفیت شیمیای کلر ۶ می تواند باشد؟ qqp_train_en_fa Is a submarine aircraft carrier plausible? آیا امکان ساخت زیریایی هواپیمابر ممکن است؟ qqp_train_en_fa How do you repair the front part of a train? قسمت جلوی قطار را چگونه تعمیر می کنید؟ qqp_train_en_fa Do cruise missiles really exist, or are they a hoax? آیا موشک های کروز واقعاً وجود دارند ، یا اینها فریب هستند؟ qqp_train_en_fa How did you get rid of your acne? چگونه از شر آکنه خلاص می شوید؟ qqp_train_en_fa Is it safe to touch stray dogs? آیا لمس سگهای ولگرد امن است؟ qqp_train_en_fa Can mechanical energy be conserved? آیا می توان انرژی مکانیکی را حفظ کرد؟ qqp_train_en_fa I resigned my job due to transfer to other state, 5 yrs worked for the company, its been 3mnths, now the company wants to retain me with salary hike? من به دلیل انتقال به ایالت دیگر ، از شغل خود استعفا دادم ، ۵ سال برای این شرکت کار کردم ، ۳ ماه گذشته است ، اکنون این شرکت می خواهد مرا با افزایش حقوق حفظ کند؟ qqp_train_en_fa Why is that the sky is so blue? چرا آسمان انقدر آبی است؟ qqp_train_en_fa I used a fake email and phone number for Snapchat and I forgot my password how can I get it back? من برای اسنپ چت از یک ایمیل و شماره تلفن جعلی استفاده کردم و رمزعبور خود را فراموش کردم چگونه می توانم آن را برگردانم؟ qqp_train_en_fa What is reference state? حالت مرجع چیست؟ qqp_train_en_fa Selena Gomez (actor, musician): Did you like it when she and Justin Beiber broke up? سلنا گومز (بازیگر ، نوازنده): آیا خوشحال شدید وقتی او و جاستین بیبراز هم جدا شدند؟ qqp_train_en_fa During the Second World War was the dreadful practice of shooting airmen on parachutes prevalent? در طول جنگ جهانی دوم ، آیا عمل وحشتناک تیراندازی به فرد در حال پرواز در چتر نجات رایج بود؟ qqp_train_en_fa Which are the best motivational videos? بهترین فیلمهای انگیزشی کدام ها هستند؟ qqp_train_en_fa Why do our voices sound different when we hear ourselves on a recording? چرا وقتی صدای خودمان را در ضبط می شنویم ، صداهایمان متفاوت به نظر می رسد؟ qqp_train_en_fa Why isn't the unexamined life worth living? چرا زندگی غیرقابل توصیف ارزش زندگی ندارد؟ qqp_train_en_fa What content do people want to see in articles and on what topics? افراد می خواهند چه مطالبی و در چه موضوعاتی در مقالات ببینند؟ qqp_train_en_fa How does it feel to be a Christian in Pakistan? چه احساسی دارد که یک مسیحی در پاکستان باشید؟ qqp_train_en_fa How do I cure stinginess? چگونه می توانم خساست را درمان کنم؟ qqp_train_en_fa What is the need for Quora as I already had Google to answer? چه نیازی به Quora است چرا که من قبلاً هم گوگل را برای پاسخ دادن به سوالاتم داشتم؟ qqp_train_en_fa How do you stop being lazy? چگونه جلوی تنبلی را گرفتید؟ qqp_train_en_fa What is the cheapest price for which I can glenfiddich 1L in delhi ncr and where? ارزان ترین قیمتی که می توانم یک لیتر glenfiddich در delhi ncr بدست آورم چیست و کجاست؟ qqp_train_en_fa How is technology helping us? چگونه فناوری به ما کمک می کند؟ qqp_train_en_fa What do 1st division, 2nd division and 3rd division mean in the Indian grading system? بخش ۱ ، بخش ۲ و بخش ۳ در سیستم درجه بندی هند به چه معنی است؟ qqp_train_en_fa What is SIN time? زمان SIN چیست؟ qqp_train_en_fa What type of government did Sparta have? اسپارت چه نوع دولتی داشت؟ qqp_train_en_fa Which is the best gaming laptop under 40k? بهترین لپ تاپ برای بازی زیر ۴۰هزار دلار چیست؟ qqp_train_en_fa Who is doing CPA Marketing full time? What course would you recommend? Thanks چه کسی در حال انجام بازاریابی CPA تمام وقت است؟ چه دوره ای را پیشنهاد می کنید؟ ممنون qqp_train_en_fa Why is it not advisable to talk to guys who text after 11 pm? چرا توصیه نمی شود با پسرهایی که بعد از ساعت ۱۱ شب پیام می دهند صحبت کنید؟ qqp_train_en_fa What do you think of NCERT books? نظر شما در مورد کتب NCERT چیست؟ qqp_train_en_fa Can we get a dead person back to life? آیا می توانیم یک مرده را به زندگی برگردانیم؟ qqp_train_en_fa What is demonetization in India? تغییر نرخ ارز در هند به چه معنی است؟ qqp_train_en_fa Which fruits and vegetables help to increase the blood for diabetic? کدام میوه ها و سبزیجات به افزایش خون دیابتی کمک می کند؟ qqp_train_en_fa What is the difference between the House of Representatives and the Senate? تفاوت مجلس نمایندگان با سنا چیست؟ qqp_train_en_fa What are some tips and tricks in QlikView which are unknown by most? نکات و ترفندهایی در QlikView وجود دارد که اکثر آدم ها با آن ناآشنا باشند؟ qqp_train_en_fa Why should we learn photography? چرا باید عکاسی را یاد بگیریم؟ qqp_train_en_fa LeEco Le Max2 vs OnePlus 3, which one should you buy? LeEco Le Max۲ در مقایسه با OnePlus ۳: کدام یک را باید بخرید؟ qqp_train_en_fa What does a civil engineer do? مهندس عمران چه می کند؟ qqp_train_en_fa How do I look up my pay stubs for McDonald's? چگونه می توانم خرده فروشی های خود را برای مک دونالد جستجو کنم؟ qqp_train_en_fa What are your 3 favourite podcasts? ۳ پادکست مورد علاقه شما چیست؟ qqp_train_en_fa How do I get FM radio on my iPhone? چگونه رادیوی FM را در آیفون دریافت کنم؟ qqp_train_en_fa Does volatile and non volatile nature of materials depend on their chemical composition? آیا ماهیت فرار و غیر فرار مواد به ترکیب شیمیایی آنها بستگی دارد؟ qqp_train_en_fa What products should I use to get rid of acne quickly? برای خلاص شدن از شر آکنه از چه محصولاتی باید استفاده کنم؟ qqp_train_en_fa Will NeoBux (PTC site) last? آیا NeoBux (سایت PTC) دوام خواهد داشت؟ qqp_train_en_fa What are the differences between the aorta and the vena cava? چه تفاوتی بین رگ aorta و vena cava وجود دارد؟ qqp_train_en_fa Who among the famous people in India have a verified profile on Quora? چه کسی در بین افراد مشهور هند نمایه موثقی در Quora دارد؟ qqp_train_en_fa Is a 1.68m tall (~5'6") man considered short in the US? At what height is a guy considered to be short? آیا یک مرد ۱.۶۸ متری (~5'6") در ایالات متحده کوتاه قد محسوب میشود؟ با چه قدی یک مرد کوتاه قد محسوب میشود؟ qqp_train_en_fa What is the difference between CFL and tube light? تفاوت بین CFL و لوله نور چیست؟ qqp_train_en_fa What's Home Depot's return/exchange policy? سیاست بازگشت / تبادل Home Depot چیست؟ qqp_train_en_fa How can I introduce the surface area of cuboid by using real life situations? چگونه می توانم در موقعیت های واقعی در زندگی سطح مکعب مستطیل را حساب کنم؟ qqp_train_en_fa Do professional soccer players masturbate? آیا بازیکنان حرفه ای فوتبال خودارضایی می کنند؟ qqp_train_en_fa How do I become faster? چگونه سریعتر شوم؟ qqp_train_en_fa If scientists invent a mechanism for humans to communicate in the language of animals, birds, plants & vice versa, then how would life be different? اگر دانشمندان مکانیسم لازم را برای انسان ایجاد كنند كه به زبان حیوانات ، پرندگان ، گیاهان و برعكس ارتباط برقرار كند ، زندگی چگونه خواهد بود؟ qqp_train_en_fa Why do you need a passport to go to Mexico? چرا برای رفتن به مکزیک به گذرنامه احتیاج دارید؟ qqp_train_en_fa How do I tip an Uber driver without cash? چگونه به یک راننده Uber بدون پول نقد انعام بدهم؟ qqp_train_en_fa What is the weirdest thing about you? Are you proud of it? عجیب ترین چیز در مورد شما چیست؟ آیا به آن افتخار می کنید؟ qqp_train_en_fa Where can I learn to invest in stocks? از کجا می توانم سرمایه گذاری در سهام یاد بگیرم؟ qqp_train_en_fa With good marks in 12th PCB what can I do to join Indian Army? با داشتن نمرات خوب در PCB دوازدهم ، با چه کاری می توانم به ارتش هند بپیوندم؟ qqp_train_en_fa Why Tamil Nadu Universities are no good? چرا دانشگاه های Tamil Nadu خوب نیستند؟ qqp_train_en_fa How do I write a letter to the bank to close bank account? چگونه می توانم نامه ای را برای بانك ارسال كنم تا حساب بانك را ببندم؟ qqp_train_en_fa What are the best websites for entrepreneurs? بهترین وب سایت ها برای کارآفرینان چیست؟ qqp_train_en_fa Do Buddhists believe in god? آیا بودایی ها به خدا اعتقاد دارند؟ qqp_train_en_fa What are the most important things you should teach an adult? مهمترین مواردی که باید به بزرگسالان آموزش دهید چیست؟ qqp_train_en_fa Is there any smartphone app to measure weight? آیا هیچ برنامه تلفن هوشمندی برای اندازه گیری وزن وجود دارد؟ qqp_train_en_fa Can men fake an orgasm? آیا مردان می توانند ارگاسم را جعلی کنند؟ qqp_train_en_fa How do I calculate aggregate percentage in engineering? چگونه می توان درصد کل در مهندسی را محاسبه کرد؟ qqp_train_en_fa What are the best job boards to recruit in the Bay Area for retail jobs? بهترین تابلوهای شغلی برای استخدام در منطقه Bay Area برای مشاغل خرده فروشی چیست؟ qqp_train_en_fa Are electrons made from quarks? آیا الکترون ها از کوارک ها ساخته شده اند؟ qqp_train_en_fa What is the biggest achievement in life? بزرگترین دستاورد در زندگی چیست؟ qqp_train_en_fa How do I block WhatsApp in my company's wireless network? چگونه می توانم WhatsApp را در شبکه بی سیم شرکت خود مسدود کنم؟ qqp_train_en_fa Why do we let the pants live by OUR blood, sweat and tears in OUR Europe, Russia and North America because they call it THEIR religion and ethnicity? چرا ما اجازه می دهیم شلوار با خون ، عرق و اشک ما در اروپا ، روسیه و آمریکای شمالی زندگی کند زیرا آنها آن را دین و قومیت خود می نامند؟ qqp_train_en_fa What are the differences between BitBucket and GitHub? چه تفاوت هایی بین BitBucket و GitHub وجود دارد؟ qqp_train_en_fa Is it sad that there are so many non-vegetarians in India? آیا ناراحت کننده است که تعداد زیادی غیر گیاهخواران در هند وجود دارد؟ qqp_train_en_fa How do I unsubscribe from all email? چگونه می توانم از اشتراک همه ایمیل ها خارج شوم؟ qqp_train_en_fa Did Jinnah ever regret his demand for Pakistan that caused partition? آیا جناح تا به حال پشیمان خواسته خود برای پاکستان شده که باعث جدایی شده است؟ qqp_train_en_fa How do I lose stubborn belly fat? چگونه چربی چربی شکم را از دست دهم؟ qqp_train_en_fa What did you regret after graduating from college? بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه چه پشیمانی داشتید؟ qqp_train_en_fa What are the tips and hacks for getting the classes that you want as a freshman at Harding University? نکاتی برای اخذ کلاس هایی که به عنوان دانشجوی سال اول در دانشگاه Harding می خواهید چیست؟ qqp_train_en_fa What does it mean if tatkal passport aplication status shows "under review at regional passport office" since the very first day? "اگر وضعیت درخواست گذرنامه گذرنامه تاتكال از همان روز اول" "در حال بررسی در اداره گذرنامه منطقه ای" باشد ، "چه معنایی دارد؟" qqp_train_en_fa What is the best way to move to another country? بهترین راه برای رفتن به کشور دیگر چیست؟ qqp_train_en_fa What are some good podcasts on spotify? پادکست های خوب در spotify چیست؟ qqp_train_en_fa How exactly does coffee help humans focus? دقیقا قهوه چگونه به انسان کمک می کند تا تمرکز کند؟ qqp_train_en_fa Why are there not liens on all of Trump's holdings, with all of the contractors he's stiffed? چرا با این همه پیمانکارانی که وی سفت و سخت شده اند ، در تمام سهام ترامپ هیچ وثیقه ای وجود ندارد؟ qqp_train_en_fa Is nuclear engineering a good field? آیا مهندسی هسته ای زمینه خوبی است؟ qqp_train_en_fa How do I make a great first impression? چگونه می توانم یک تصور اول عالی ایجاد کنم؟ qqp_train_en_fa How do the tourist attractions on the Scandinavian Highlands compare to attractions in Iceland? جاذبه های گردشگری در ارتفاعات اسکاندیناوی با جاذبه های ایسلند چگونه مقایسه می شود؟ qqp_train_en_fa How can I see who viewed my Instagram video? چگونه می توانم ببینم چه کسی ویدیوی اینستاگرام من را مشاهده کرده است؟ qqp_train_en_fa Which is the best wearable technology so far? بهترین فناوری پوشیدنی کنونی کدام است؟ qqp_train_en_fa How can I learn English well in a short time? چگونه می توانم در مدت زمان کوتاه زبان انگلیسی را خوب یاد بگیرم؟ qqp_train_en_fa How do satellite communications work? ارتباطات ماهواره ای چگونه کار می کند؟ qqp_train_en_fa How can I stop masturbation? چگونه می توانم جلوی خودارضایی را بگیرم؟ qqp_train_en_fa How will releasing new 500 and 2000 rupee notes help in eradicating black money? چگونه آزاد کردن اسکناس های ۵۰۰ و ۲۰۰۰ روپیه به ریشه کن کردن بازار پول سیاه کمک خواهد کرد؟ qqp_train_en_fa How can you find the molar mass of deuterium? چگونه می توان توده مولی دوتریوم را پیدا کرد؟ qqp_train_en_fa What is the closest Croatian equivalent (if there is one) of any the following words: startup, entrepreneurship, entrepreneur, business, scaleup and new business? نزدیکترین معادل کرواتی (در صورت وجود) هر کلمه زیر: استارتاپ ، کارآفرینی ، کارآفرین ، تجارت ، مقیاس و مشاغل جدید چیست؟ qqp_train_en_fa Will I get a dental Seat with the score of 400 in neet 2? آیا من می توانم یک صندلی دندانپزشکی با نمره ۴۰۰ در neet ۲ دریافت کنم؟ qqp_train_en_fa My Galaxy ace is hang? گلکسی ace من متوقف است؟ qqp_train_en_fa What language is this? این چه زبانی است؟ qqp_train_en_fa What is a six-pointed star symbolic of? نماد یک ستاره شش گوش چیست؟ qqp_train_en_fa What is it like to go to prison? چه جوری است که به زندان بروید؟ qqp_train_en_fa How much price cut is expected for Galaxy s7 till April 2017? چقدر کاهش قیمت برایGalaxy s7 تا آوریل ۲۰۱۷ پیش بینی شده است؟ qqp_train_en_fa What is the best shampoo for oily hair? بهترین شامپو برای موهای روغنی چیست؟ qqp_train_en_fa How will Donald trump's Victory would affect India's relationship with USA? پیروزی دونالد چگونه بر روابط هند با ایالات متحده تأثیر خواهد گذاشت؟ qqp_train_en_fa If you were given a chance to go back in time and change something, what would that be? اگر به شما فرصتی داده شد که به عقب برگردید و چیزی را تغییر دهید، آن تغییر چه خواهد بود؟ qqp_train_en_fa What is the force of gravity between the Sun and Earth? نیروی جاذبه بین خورشید و زمین چیست؟ qqp_train_en_fa Why is circuit switching important? چرا کلید مدار مهم است؟ qqp_train_en_fa What is a money tree at a party? یک درخت پول در یک مهمانی چیست؟ qqp_train_en_fa Is "rightness" just a judgment of an observer or is it ever a property of an action? آیا «درستی» تنها براساس قضاوت ناظر است یا یک خصوصیت عمل است؟ qqp_train_en_fa What is the difference between an AC and DC generator? تفاوت بین ژنراتور AC و DC چیست؟ qqp_train_en_fa Which Phone (Redmi Note 3/Moto M/OnePlus 2/Moto G4 Plus) should I buy with in a maximum budget of 20K in India? کدام تلفن (Redmi Note ۳ / Moto M / OnePlus ۲ / Moto G۴ Plus) را باید با بودجه حداکثر 20000 در هند خریداری کنم؟ qqp_train_en_fa Where can adderalls be found in India, without prescription and without ADHD? از کجا می توان مکمل های adderall را در هند بدون نسخه و بدون ADHD یافت؟ qqp_train_en_fa How do you pick up girls at a restaurant? چگونه می توانید با دختران را در رستوران صحبت کنید؟ qqp_train_en_fa What's the nicest thing anyone has ever done for you? خوبترین کاری که کسی تا به حال برای شما انجام داده است چیست؟ qqp_train_en_fa Are GMO foods safe? آیا غذاهای GMO ایمن هستند؟ qqp_train_en_fa What does さあひる mean? さ あ ひ る به چه معنی است؟ qqp_train_en_fa Who are the 7 Chiranjiv (like Aswathama)? ۷ Chiranjiv چه کسی هستند (مانند Aswathama)؟ qqp_train_en_fa Whether alloy are only isotropic and homogeneous like metals, or alloys also exhibit orthotropic/anisotropic and heterogeneous like CompositeMaterials? آیا آلیاژ فقط مانند فلزات ایزوتروپیک و یکدست هستند یا آلیاژها نیز مانند CompositeMaterials دارای ارتوتروپ / ناهمسانگرد و ناهمگن هستند؟ qqp_train_en_fa Are the notes of Rs. 2000 really embedded with a GPS chip? آیا نت های Rs. 2000 واقعاً با یک تراشه GPS تعبیه شده است؟ qqp_train_en_fa Is Jesus the only way to God? آیا عیسی تنها راه زسیدن به خداست؟ qqp_train_en_fa Are women monogamous by nature and men polygamous by nature? آیا زنان به صورت طبیعی تک همسر و مردان به صورت طبیعی چند همسر هستند؟ qqp_train_en_fa How do I migrate my Clash royale account from one Google Play ID to another? چگونه می توانم حساب Clash royale خود را از یک شناسه Google Play به دیگری منتقل کنم؟ qqp_train_en_fa Which are the best books to learn C++? بهترین کتابها برای یادگیری C++ کدامند؟ qqp_train_en_fa How do know that you are in love? چگونه می دانید که شما عاشق هستید؟ qqp_train_en_fa What are the rules for a foreigner buying property in Penang, Malaysia? قوانین خرید ملک در Penang ، مالزی برای یک خارجی چیست؟ qqp_train_en_fa Does petroleum jelly help eyelashes grow? آیا ژله نفتی به رشد مژه کمک می کند؟ qqp_train_en_fa "How to jailbreak my iPhone 5 ?" چگونه آیفون ۵ خود را jailbreak کنم؟ qqp_train_en_fa How do I know if my business partner is honest? چگونه بدانم شریک تجاری من صادق است؟ qqp_train_en_fa Which laptop would be better to buy now an i5 6200U with AMD R5 M330 or an i5 5200U with AMD R5 M230? کدام لپ تاپ بهتر خواهد بود؟ i۵ ۶۲۰۰U را با AMD R۵ M۳۳۰ یا i۵ ۵۲۰۰U با AMD R۵ M۲۳۰ ؟ qqp_train_en_fa Did anyone get called after the Google APAC 2017 University Test Round A held on 10th July, 2016? آیا با کسی بعد از مسابقات دانشگاهی گوگل APAC ۲۰۱۷ که در تاریخ ۱۰ ژوئیه ۲۰۱۶ برگزار شد، تماس گرفته شده؟ qqp_train_en_fa How do landlords qualify tenants? صاحبخانه ها چگونه مستاجران را واجد شرایط می دانند؟ qqp_train_en_fa If I delete the messages on WhatsApp, is it also deleted from the other person's phone and chat history? اگر پیام ها را در واتس اپ حذف کنم، آیا از تلفن شخص و سابقه چت نیز حذف شده است؟ qqp_train_en_fa How do mountain ranges form, and what are some of the major mountain ranges in Oklahoma? رشته کوه ها چگونه تشکیل می شوند و برخی از رشته های اصلی کوه در اوکلاهما کدام هستند؟ qqp_train_en_fa Is there such a thing as a political center? How does it look like and can it be achieved? آیا چیزی به عنوان یک مرکز سیاسی وجود دارد؟ چنین چیزی چگونه خواهد بود و چگونه می توان به آن دست یافت؟ qqp_train_en_fa In the Pokémon World, are humans Pokémon? Are they descended from Pokémon, but are no longer considered Pokémon? Were they created? در دنیای پوکمون ، آیا انسان ها پوکمون هستند؟ آیا آنها نواده ی پوکمون هستند، یا دیگر پوکمون محسوب نمی شوند؟ آیا آنها خلق شده اند؟ qqp_train_en_fa What are some of the most underrated movies of the 90s? برخی از دست کم گرفته شده ترین فیلم های دهه ۹۰ کدامند؟ qqp_train_en_fa What is the chemical formula of nitrogen? فرمول شیمیایی نیتروژن چیست؟ qqp_train_en_fa What is the criteria to get into Loyola College? معیار ورود به کالج لویولا چیست؟ qqp_train_en_fa How can I learn communication skills? چگونه می توانم مهارت های ارتباطی را یاد بگیرم؟ qqp_train_en_fa How do I get in shape for swimming? چگونه می توانم برای شنا تناسب اندام بدست آورم؟ qqp_train_en_fa What are the best alternatives to democracy? بهترین جایگزین های دموکراسی چیست؟ qqp_train_en_fa What is the reason behind left hand drive and right hand drive in different countries? دلیل حرکت رانندگی چپ و راست در کشورهای مختلف چیست؟ qqp_train_en_fa How do I become a professional wingsuit pilot? چگونه می توانم یک خلبان حرفه ای لباس پرواز شوم؟ qqp_train_en_fa If energy is not conserved in an expanding universe, is potential energy infinite (the energy that can be created is infinite)? اگر انرژی در جهان در حال توسعه حفظ نمی شود ، آیا انرژی بالقوه نامحدود است (انرژی که می تواند ایجاد شود نامتناهی است)؟ qqp_train_en_fa What is the complete list of Naruto movies in order? لیست کامل فیلم های ناروتو به ترتیب چیست؟ qqp_train_en_fa Which is the best book to study TENSOR for general relativity from basic? بهترین کتاب برای مطالعه TENSOR برای نسبیت عام از پایه چیست؟ qqp_train_en_fa How can I have a successful long distance relationship? چگونه می توانم رابطه خوبی در مسافت طولانی داشته باشم؟ qqp_train_en_fa What is A good make up artist? هنرمند خوب آرایش چیست؟ qqp_train_en_fa What percentage of Jews are atheists? چه درصد از یهودیان ملحد هستند؟ qqp_train_en_fa How does rain affect flights and flying? باران چه تاثیری در پرواز و پرواز کردن دارد؟ qqp_train_en_fa What was the deadliest battle in history? مرگبارترین نبرد تاریخ چه بود؟ qqp_train_en_fa What's it to like to be a conference organizer? چه حالی دارد که مجری کنفرانس شوید؟ qqp_train_en_fa What should the inside of an eggplant look like? قسمت داخلی یک بادمجان چه شکلی باید باشد؟ qqp_train_en_fa What's the difference between a promise and a callback in Javascript? چه تفاوتی بین یک promise و یک callback در Javascript است؟ qqp_train_en_fa I lost my Android phone recently and tried using the Android Device Manager. It says it was last online today but wasn't able to locate it. Is there any other method to locate it? من به تازگی تلفن اندروید خود را گم کردم و سعی کردم از مدیریت دستگاه اندروید استفاده کنم. می گوید آخرین بار امروز به صورت آنلاین بود اما قادر به یافتن مکان آن نیست. آیا روش دیگری برای یافتن آن وجود دارد؟ qqp_train_en_fa Steel: Which is the best industrial wire products manufacturing company in India? فولاد: بهترین شرکت تولیدکننده محصولات سیم در هند کدام است؟ qqp_train_en_fa What are the best novels to read while preparing for the CAT? بهترین رمان های خواندن هنگام آماده شدن برای CAT چیست؟ qqp_train_en_fa Why is my life getting so complicated? چرا زندگی من اینقدر دارد پیچیده می شود؟ qqp_train_en_fa Are humans truly from another planet? آیا انسانها واقعاً از سیاره دیگری هستند؟ qqp_train_en_fa Why does the Malayalam movie Premam create such a buzz? چرا فیلم مالایالامی Premam چنین سروصدایی ایجاد می کند؟ qqp_train_en_fa What is the property tax rate in Granville, Ohio? How is it compared to the one of Massachusetts? میزان مالیات بر دارایی در گرانویل اوهایو چقدر است؟ چگونه مقایسه می شود با یکی از ماساچوست؟ qqp_train_en_fa What are the unit economics of the iPad? اقتصاد واحد iPad چیست؟ qqp_train_en_fa The word "English" is always, always, always capitalized when referring to the language or nationality. Why do so many Quora questioners lowercase it? کلمه "English" همیشه، همیشه ، و همیشه هنگام مراجعه به زبان یا ملیت ، با حرف اول بزرگ نوشته می شود. چرا در بسیاری از سؤالات Quora آن را با حرف اول کوچک می نویسند؟ qqp_train_en_fa Pune Railway Station Cloak Room: where is it, charges, how is the service, any specific rule? اتاق پنهان ایستگاه راه آهن پونه: کجاست ، مخارج، خدمات چطور است ، قانون خاصی دارد؟ qqp_train_en_fa What would you like to achieve in 5 years from now? از الان خواهان چه دستیابی هایی در ۵ سال آینده هستید؟ qqp_train_en_fa What is the quantitative relationship between calorie loss and weight loss? رابطه کمی بین کاهش کالری و کاهش وزن چیست؟ qqp_train_en_fa From a Male Perspective, What Lingerie turns you on? از دیدگاه مرد ، چه لباس زیر زنانه شما را تحریک می کند؟ qqp_train_en_fa What is a rough endoplasmic reticulum? شبکه آندوپلاسمی خشن چیست؟ qqp_train_en_fa How can I get out from addiction? چگونه می توانم از اعتیاد خارج شوم؟ qqp_train_en_fa Do you believe in ghosts? And why? آیا به ارواح اعتقاد دارید؟ و چرا؟ qqp_train_en_fa What happens if a war between India and Pakistan were to take place? اگر جنگ بین هند و پاکستان رخ دهد چه اتفاقی می افتد؟ qqp_train_en_fa Can you use two or more triggers and actions on IFTTT? How can I do that? آیا می توانید از دو یا چند محرک و عملکرد در IFTTT استفاده کنید؟ چطور می توانم آن را انجام بدهم؟ qqp_train_en_fa What are the best discos in newyork? بهترین دیسکوها در نیویورک کدامند؟ qqp_train_en_fa What are the factors that decides the temperature of a matter? عواملی که درجه حرارت یک ماده را تعیین می کنند چیست؟ qqp_train_en_fa What are some of the best novels that should be read by everyone? بهترین رمان هایی که باید همه بخوانند کدام هستند؟ qqp_train_en_fa What are the best educational YouTube channels? بهترین کانالهای آموزشی YouTube چیست؟ qqp_train_en_fa How does red dwarf work? کوتوله قرمز چگونه کار می کند؟ qqp_train_en_fa Have you seen Bigfoot? آیا Bigfoot را دیده اید؟ qqp_train_en_fa How do you make money with Quora? چگونه می توان با Quora درآمد کسب کرد؟ qqp_train_en_fa How can I specifically improve my English? چگونه می توانم به طور خاص انگلیسی خود را بهبود بخشم؟ qqp_train_en_fa How do I find my Publication ID on Medium? چگونه می توانم شناسه انتشار خود را در Medium پیدا کنم؟ qqp_train_en_fa What will be Hillary Clinton's policy towards India if she becomes president? اگر هیلاری کلینتون رئیس جمهور شود ، سیاستش در قبال هند چه خواهد بود؟ qqp_train_en_fa Is mechanical engineering the right choice for girls? آیا مهندسی مکانیک انتخاب مناسبی برای دختران است؟ qqp_train_en_fa How many valence electrons does sodium have? سدیم چند الکترون ظرفیت دارد؟ qqp_train_en_fa Which one is the best, Linux Mint or Ubuntu? کدام یک بهترین است؟ لینوکس مینت یا اوبونتو؟ qqp_train_en_fa How can I upload a pic from my timeline to make cover photo? چگونه می توانم یک عکس از جدول زمانی خود بارگذاری کنم تا عکس جلدم را تهیه کنم؟ qqp_train_en_fa What is the best fat burning pills? بهترین قرص های چربی سوزی چیست؟ qqp_train_en_fa What are the shows to watch after Breaking Bad? نمایش هایی که باید بعد از Breaking Bad تماشا کنید چیست؟ qqp_train_en_fa How do I buy a bitcoin? چگونه بیت کوین بخرم؟ qqp_train_en_fa After two years of Barch experience I am confused if I should directly take up masters (and leave my job) or do a correspondance? بعد از دو سال تجربه بارچ ، من سردرگم می شوم که آیا مستقیم باید کارشناسی ارشد را انجام دهم (و شغل خود را ترک کنم) یا از مدرک از راه دور را از راه مکاتبه انجام دهم؟ qqp_train_en_fa How do I become an introvert? چگونه می توانم درونگرا شوم؟ qqp_train_en_fa What documentaries are similar to Tony Robbins' "I Am Not Your Guru"? چه مستندهایی شبیه تونی رابینز "من گورو تو نیستم" است؟ qqp_train_en_fa Has anyone completed CAIA exam from India? آیا کسی آزمون CAIA را از هند گذرانده است؟ qqp_train_en_fa Is Rupert Murdoch Jewish? آیا روپرت مرداک یهودی است؟ qqp_train_en_fa How do I download the Photoshop app? چگونه برنامه فتوشاپ را دانلود کنم؟ qqp_train_en_fa What is JIRA used for? JIRA برای چه استفاده می شود؟ qqp_train_en_fa How is the real estate market in Tamil Nadu? When will be the next boom? بازار املاک و مستغلات در تامیل نادو چگونه است؟ رونق بعدی چه موقعی خواهد بود؟ qqp_train_en_fa What can trump Facebook? چه چیزی می تواند فیس بوک را پشت سر بگذارد؟ qqp_train_en_fa Anybody willing to do online group study for cfa level 1 exam 2015? Let me know کسی مایل به انجام مطالعه گروهی آنلاین برای آزمون cfa سطح یک ۲۰۱۵ است؟ به من اطلاع دهید qqp_train_en_fa What is the actual height of bollywood stars? قد واقعی ستارگان بالیوود چیست؟ qqp_train_en_fa What's the difference between the centre of gravity and the centre of mass? تفاوت بین مرکز ثقل و مرکز جرم چیست؟ qqp_train_en_fa What strikes first time visitors as special or unusual when they arrive in Colorado Springs, CO? چه چیزی هنگام بازدید از کلرادو اسپرینگز ، کلرادو، بازدیدکنندگان را با یک چیز خاص یا غیرمعمول مواجه می کند؟ qqp_train_en_fa How can I become a good web designer? چگونه می توانم یک طراح وب خوب شوم؟ qqp_train_en_fa How do I become a video game maker? چگونه می توانم سازنده بازی های ویدیویی شوم؟ qqp_train_en_fa What is a good inpatient drug and alcohol rehab center near Richmond County GA? مرکزی خوب برای توانبخشی دارو و الکل در نزدیکی ریچموند کانتی GA چیست؟ qqp_train_en_fa Where can I find footage taken from inside an aircraft flying over countryside at night? از کجا می توانم فیلم های گرفته شده از داخل هواپیما را که شبانه در حومه شهر پرواز می کند ، پیدا کنم؟ qqp_train_en_fa What do you think of the decision by the Indian Government to demonetize 500 and 1000 rupee notes? نظر شما درباره تصمیم دولت هند مبنی بر سودآوری درآمد ۵۰۰ و ۱۰۰۰ روپیه چیست؟ qqp_train_en_fa How do you deal with the side effects regarding ProActiv products? شما با عوارض جانبی محصولات ProActiv چگونه برخورد می کنید؟ qqp_train_en_fa Is it worth it to pay for PhD from my pocket? آیا ارزش دارد که هزینه دکترا را از جیب خود پرداخت کنم؟ qqp_train_en_fa What will be the repercussions of banning Rs 500 and Rs 1000 notes on Indian economy? پیامدهای ممنوعیت اسکناس های ۵۰۰ روپیه و ۱۰۰۰ روپیه در اقتصاد هند چه خواهد بود؟ qqp_train_en_fa Which is the best mutual funds to invest in India? بهترین سرمایه های مشترک برای سرمایه گذاری در هند کدام یک است؟ qqp_train_en_fa Which is the best institute in Bangalore for IEEE final year projects? بهترین موسسه بنگلور برای پروژه های سال آخر IEEE کدام است؟ qqp_train_en_fa Is it safe to take Claritin-D and Tylenol together? آیا بی خطر است که Claritin-D و Tylenol را با هم مصرف کرد؟ qqp_train_en_fa What's uses of honesty? کاربرد های صداقت چیست؟ qqp_train_en_fa Would I need a different nail gun for dry walling, framing, and flooring or is there some model that can do all of these? آیا برای دیوارکشی ، قاب بندی و کفپوش خشک نیاز به اسلحه منگنه متفاوتی نیاز است یا آیا مدلی وجود دارد که بتواند همه این موارد را انجام دهد؟ qqp_train_en_fa My ideal girl/boy is out of my reach; should I settle for what I can get? دختر / پسر ایده آل من از دسترس من خارج است؛ آیا باید برای آنچه که می توانم پیدا کنم مستقر شوم؟ qqp_train_en_fa "Anybody can make history. Only a great man can write it." What was Oscar Wilde trying to say? «هرکسی می تواند تاریخ بسازد. فقط یک مرد بزرگ می تواند آن را بنویسد.» اسکار وایلد سعی داشت چه چیزی بگوید؟ qqp_train_en_fa How do you get a free PSN generator with no surveys? چگونه می توان یک مولد رایگان PSN بدون نظرسنجی دریافت کرد؟ qqp_train_en_fa What will be Barack Obama's legacy? میراث باراک اوباما چه خواهد بود؟ qqp_train_en_fa What is a credit score? نمره اعتباری چیست؟ qqp_train_en_fa What should I mention in my speech about my parents? در صحبت خود درباره والدینم چه چیزی را باید ذکر کنم؟ qqp_train_en_fa How should I prepare for bajaj campus placement? چگونه باید برای تعیین سطح پردیس باجاج آماده شوم؟ qqp_train_en_fa What is it like to attend GDC? حضور در GDC چیست؟ qqp_train_en_fa What was the happiest day of your life? شادترین روز زندگی شما چه بود؟ qqp_train_en_fa Will TCS cancel offer for campus placed students due to loss of US BFSI segments? آیا TCS به دلیل از بین رفتن بخش های BFSI در ایالات متحده ، پیشنهاد دانشجویان دانشگاه را کنسل می کند؟ qqp_train_en_fa Can you have the same Dream again by doing everything you did before you fell asleep? آیا می توانید با انجام همه کارهایی که قبل از خواب انجام دادید ، دوباره همان رویا را ببینید؟ qqp_train_en_fa Why are there no Dunkin' Donuts stores in California? چرا در کالیفرنیا هیچ فروشگاه Dunkin Donuts وجود ندارد؟ qqp_train_en_fa Which country should I not visit? از کدام کشور نباید بازدید کنم؟ qqp_train_en_fa Can we expect time travel to become a reality? آیا می توانیم انتظار داشته باشیم که سفر زمانی به واقعیت تبدیل شود؟ qqp_train_en_fa What is Workday software? Is it easy to learn it? نرم افزار Workday چیست؟ آیا یادگیری آن آسان است؟ qqp_train_en_fa Would gaming with an enterprise chip be different or the same? Take the Sparc M7 for example. آیا بازی با تراشه سازمانی متفاوت است؟ مثلاً Sparc M۷ را در نظر بگیرید. qqp_train_en_fa Which operating system do Google engineers use? مهندسین Google از کدام سیستم عامل استفاده می کنند؟ qqp_train_en_fa What is the business model for intent.com? مدل تجارت intent.com چیست؟ qqp_train_en_fa What does it mean to you to be a designer? به نظر شما طراح بودن به چه معنا است؟ qqp_train_en_fa When you have a snapstreak and the hourglass emoji appears, after how long does the streak end? هنگامی که یک عکس فوری دارید و ایموجی های ساعت شنی ظاهر می شود ، پس از چه مدت پایان می یابد؟ qqp_train_en_fa How can I get rid of bad habits? چگونه می توان از عادت های بد خلاص شد؟ qqp_train_en_fa Is WIMPs incorrect? Will wave-particle duality ever be understood to be a particle and its associated wave in the strongly interacting dark matter? آیا WIMPs نادرست است؟ آیا دوگانگی ذرات موج هرگز به عنوان یک ذره و موج همراه آن در ماده تاریک به شدت در حال تعامل فهمیده می شود؟ qqp_train_en_fa Who are some lesser known important historical figures of Chad and what should people know about them? چه کسانی از چهره های مهم تاریخی چاد کمتر شناخته شده اند و مردم باید درباره آنها چه بدانند؟ qqp_train_en_fa Why do people have lots of trust issues nowadays? چرا امروزه مردم مسائل اعتماد زیادی دارند؟ qqp_train_en_fa What is the perfect website that lists all forms of word noun, verb and adverb? وب سایت کامل که لیست تمام اشکال اسم کلمه ، فعل و ضرب المثل را دارد چیست؟ qqp_train_en_fa How can I become a successful software engineer? چگونه می توانم یک مهندس نرم افزار موفق شوم؟ qqp_train_en_fa How can we recover our Gmail password online? چگونه می توانیم رمز عبور Gmail خود را بصورت آنلاین بازیابی کنیم؟ qqp_train_en_fa How can I download the following book""Microprocessors & Interfacing: Programming & Hardware, Douglas V. Hall, Tata McGraw Hill"? چگونه می توانم کتاب زیر را دانلود کنم: «ریزپردازنده ها و رابط ها: برنامه نویسی و سخت افزار، داگلاس وی. هال، تاتا مک گرا هیل»؟ qqp_train_en_fa What is the best handbag? بهترین کیف دستی چیست؟ qqp_train_en_fa How can you delete your Yahoo account? چگونه می توانید حساب Yahoo خود را حذف کنید؟ qqp_train_en_fa What will happen to the superpower status of the USA, if Donald Trump wins the 2016 Presidential elections? اگر دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ پیروز شود ، وضعیت ابرقدرت ایالات متحده چه خواهد شد؟ qqp_train_en_fa What is the significance of the preamble to the Constitution of India? اهمیت مقدمه قانون اساسی هند چیست؟ qqp_train_en_fa Which is better for automation testing: Selenium or CodedUI? Why? کدام یک برای تست اتوماسیون بهتر است: سلنیوم یا CodedUI؟ چرا؟ qqp_train_en_fa What Indian government will do to old 500/1000 rs notes once they will collect it from people? دولت هند با اسکناس های ۵۰۰/۱۰۰۰ روپیه ای، پس از جمع آوری آن از بین مردم ، چه خواهد کرد؟ qqp_train_en_fa Facebook: I can't view a friend's profile on Facebook. She didn't block me. How can I fix this? Facebook: من نمیتوانم نمایه یک دوست را در Facebook مشاهده کنم. او من را بلاک نکرده. چجوری میتونم درستش کنم؟ qqp_train_en_fa What happens to a question on Quora if it is marked as needing further improvement? اگر مشخص شود که نیاز به پیشرفت بیشتر دارد ، در مورد سوال در مورد Quora چه اتفاقی می افتد؟ qqp_train_en_fa How useful would the S-400 system be for Russia against the B-2? سیستم S-۴۰۰ برای روسیه در برابر B-۲ چقدر مفید خواهد بود؟ qqp_train_en_fa What is the average 100m time for a teenager? میانگین زمان دوی ۱۰۰ متر برای یک نوجوان چقدر است؟ qqp_train_en_fa How much i can earn from blogging ? چقدر می توانم از وبلاگ نویسی کسب کنم؟ qqp_train_en_fa How much more difficult is it to build a startup with a single founder versus having two founders? ساخت یک استارتاپ با یک بنیانگذار در مقابل داشتن دو بنیانگذار چقدر دشوارتر است؟ qqp_train_en_fa Why do people see manaphy as annoying? چرا مردم Manaphy را آزار دهنده می دانند؟ qqp_train_en_fa What are the reviews of SensoVision System? بررسی سیستم SensoVision چیست؟ qqp_train_en_fa How can one break free of pornographic addiction? چگونه می توان از اعتیاد مستهجن رهایی یافت؟ qqp_train_en_fa What are some excellent signals and system books suggestions? چه پیشنهادهایی برای کتاب سیگنال ها و سیستم وجود دارد؟ qqp_train_en_fa How do I remove hard water stains from a toilet bowl? چگونه لکه های آب سخت را از کاسه توالت بردارم؟ qqp_train_en_fa What exact property of older people's body's allow them to benter more immune against alcoholic all influence? چه خاصیتی از بدن افراد مسن به بدن آنها اجازه می دهد تا در برابر اثر الکل مقاوم تر شوند؟ qqp_train_en_fa What is best way to to become a good cyber security analyst? بهترین راه برای تبدیل شدن به یک تحلیلگر امنیت سایبری مناسب چیست؟ qqp_train_en_fa What is the most foolish thing you did as a kid? احمقانه ترین کاری که به عنوان یک بچه انجام دادید چیست؟ qqp_train_en_fa If I know how to hack a website will they pay me any money if I report them.? اگر من بدانم که چگونه یک وب سایت را هک کنم ، اگر گزارش آنها را بدهم ، به من پول می دهند؟ qqp_train_en_fa What is your earliest childhood memory? اولین حافظه کودکی شما چیست؟ qqp_train_en_fa How do I prevent YouTube from increasing my ping? چگونه می توانم جلوی YouTube را از افزایش پینگ خود بگیرم؟ qqp_train_en_fa What are some unusual aspects about politics and government in India? جنبه های غیر معمول در مورد سیاست و دولت در هند چیست؟ qqp_train_en_fa What is your review of www.abundancestockadvisors.com? نظر شما در مورد www.abundancestockadvisors.com چیست؟ qqp_train_en_fa How can I access hackforums.net? چگونه می توانم به hackforums.net دسترسی پیدا کنم؟ qqp_train_en_fa What are some tips on making it through the job interview process at Air Lease? نکاتی درباره پشت سر گذاشتن فرآیند مصاحبه شغلی در Air Lease چیست؟ qqp_train_en_fa Which is the best dslr camera under budget of Rs 38000 for a beginner? بهترین دوربین dslr با بودجه ۳۸۰۰۰ روپیه برای مبتدی کدام است؟ qqp_train_en_fa What are some amazing facts about Vladimir Putin? حقایقی شگفت انگیز درباره ولادیمیر پوتین چیست؟ qqp_train_en_fa What cat percentile is required for BIM Trichy? چه صدک گربه برای BIM Trichy مورد نیاز است؟ qqp_train_en_fa Do you covet what you cannot have? آیا آنچه را که نمی توانید داشته باشید آرزو می کنید؟ qqp_train_en_fa What are good gifts for a foreign visitor to bring when they're invited to someone's home in Belize for the first time? چه هدایای خوبی برای بازدید کننده خارجی در هنگام دعوت برای اولین بار به خانه شخصی در بلیز فراهم می کند؟ qqp_train_en_fa What is laminating floor? کف لمینت چیست؟ qqp_train_en_fa How do I decrease poor eye sight? چگونه می توانم بینایی ضعیف را کاهش دهم؟ qqp_train_en_fa If you have made a free Android app with 10,000+ downloads, how much ad revenue are you making? اگر یک برنامه اندرویدی رایگان با ۱۰،۰۰۰+ بارگیری ایجاد کرده اید ، چه میزان درآمد تبلیغی دارید؟ qqp_train_en_fa Why is it that only PM Modi keeps a translator with him and other countries do not do the same? چرا فقط نخست وزیر Modi یک مترجم را با خودش نگه می دارد و سایر کشورها نیز چنین کاری نمی کنند؟ qqp_train_en_fa If you are diagnosed as psychotic, is it forever? Can you get back to a normal mental state? اگر به عنوان روانی تشخیص داده شده اید، آیا برای همیشه است؟ آیا می توانید به حالت روانی عادی برگشت؟ qqp_train_en_fa What is a prerequisite of Informatica? پیش نیاز Informatica چیست؟ qqp_train_en_fa What is the Sahara, and how do the average temperatures there compare to the ones in the Mojave Desert? Sahara چیست و چگونه میانگین دمای آن در آنجا با درجه حرارت در صحرای موجاوه مقایسه می شود؟ qqp_train_en_fa Montana Football Live Stream | Watch Montana Grizzlies Football Game Today Live Streaming Online? پخش زنده مونتانا فوتبال | بازی امروز Montana Grizzlies Football را تماشا کنید؟ qqp_train_en_fa Can anyone give me a good short courses institute's website in Australia? آیا کسی می تواند وب سایت مؤسسه دوره های کوتاه خوب در استرالیا را به من بدهد؟ qqp_train_en_fa Is there any way to increase height after age of 20? آیا راهی برای افزایش قد بعد از ۲۰ سالگی وجود دارد؟ qqp_train_en_fa Do you need a passport to go to Jamaica from the United States? آیا برای رفتن به جامائیکا از ایالات متحده به گذرنامه احتیاج دارید؟ qqp_train_en_fa How to convert red, yellow, and white RCA cables to HDMI? چگونه کابل های RCA قرمز ، زرد و سفید را به HDMI تبدیل کنیم؟ qqp_train_en_fa What is the expectation-maximization (EM) algorithm? الگوریتم expectation-maximization چیست؟ qqp_train_en_fa Is functional medicine a scam? آیا functional medicine کلاهبرداری است؟ qqp_train_en_fa What are the tips and hacks for getting the classes that you want as a freshman at Chicago State? راهنمایی ها و هک هایی برای اخذ کلاس هایی که می خواهید به عنوان دانشجوی سال اول در ایالت شیکاگو انتخاب کنید ، چیست؟ qqp_train_en_fa Are the courses for NID, NIFT, UCEED and other design colleges different or do they have a common course with different names? آیا کلاس های NID ، NIFT ، UCEED و سایر دانشکده های طراحی متفاوت هستند یا کلاس های مشترک با نام های متفاوت دارند؟ qqp_train_en_fa How is technology changing the culture of Switzerland? فناوری چگونه فرهنگ سوئیس را تغییر می دهد؟ qqp_train_en_fa What is a sure way to commit suicide? روش مطمئنی برای خودکشی چیست؟ qqp_train_en_fa Wiggling finger in front of computer creates frames? چرا تکان دادن انگشت در مقابل کامپیوتر باعث به وجود آمدن فریم می شود؟ qqp_train_en_fa What do other people think of Keralites? نظر دیگران در مورد کرالی ها چیست؟ qqp_train_en_fa What is the fastest tank in the world? سریعترین مخزن جهان چیست؟ qqp_train_en_fa What is the quality of Wayfair's products? Is it comparable at similar price points to that of traditional furniture retailers? کیفیت محصولات Wayfair چقدر است؟ آیا در نقاط قیمتی مشابه با خرده فروشان مبلمان سنتی قابل مقایسه است؟ qqp_train_en_fa How can I turn off getting asked by Google Chrome to save my passwords? چگونه می توانم از درخواست Google Chrome برای ذخیره پسوردهای خود جلوگیری کنم؟ qqp_train_en_fa What's the layman explanation of Godel's incompleteness theorem? توضیح قضیه ناقص بودن گودل به زبان ساده چیست؟ qqp_train_en_fa Who would win in a fight between Superman and the Flash? چه کسی در نبرد بین سوپرمن و فلش پیروز خواهد شد؟ qqp_train_en_fa Do people love the smell of their own farts? آیا مردم عاشق بوی گوزهای خود هستند؟ qqp_train_en_fa Is it unprofessional to include a brief list of influential people at the bottom of your resume? آیا غیر حرفه ای است که لیست کوتاهی از افراد با نفوذ را در پایین رزومه شما قرار دهید؟ qqp_train_en_fa What is the value of [math]\displaystyle\int_{0}^{\infty} \dfrac{x}{x^2+a^2}\,dx [/math]? مقدار این چیست؟ [math]\displaystyle\int_{0}^{\infty} \dfrac{x}{x^2+a^2}\,dx [/math] qqp_train_en_fa Why do people often ask questions in Quora while they can Google it themselves? چرا افراد غالباً در Quora سؤال می کنند ، در حالی که می توانند سوالات خود را در Google جستجو کنند؟ qqp_train_en_fa How is a UFC fighter different from a boxer? یک مبارز UFC چه تفاوتی با بوکسور دارد؟ qqp_train_en_fa What's a good open source project on GitHub for beginners to contribute to? یک پروژه متن باز خوب در GitHub برای مبتدیان برای همکاری چیست؟ qqp_train_en_fa What are the best weight transformation stories? بهترین داستانهای تغییر وزن کدام هستند؟ qqp_train_en_fa What is the most patriotic day of the year? میهن پرست ترین روز سال چیست؟ qqp_train_en_fa How do I prepare for SSC CGL Tier 2 in English? چگونه می توانم برای SSC CGL درجه ۲ به زبان انگلیسی آماده شوم؟ qqp_train_en_fa What would this look like if it were easy? اگر این آسان باشد ، چگونه به نظر می رسد؟ qqp_train_en_fa What are some ways to cash a check? چه روش هایی برای نقد کردن چک وجود دارد؟ qqp_train_en_fa What is snail mail? پست حلزون چیست؟ qqp_train_en_fa Why most of the people in India don't pay income tax? چرا اکثر مردم هند مالیات بر درآمد را پرداخت نمی کنند؟ qqp_train_en_fa If light can't even escape a black hole, does that mean it is being sucked in faster than its speed? اگر نور نتواند حتی از سیاهچاله فرار کند ، آیا این بدان معنی است که سریعتر از سرعت آن مکیده شده است؟ qqp_train_en_fa How much does it take to put an ad on tv in india? گذاشتن یک تبلیغ در تلویزیون در هندوستان چقدر طول می کشد؟ qqp_train_en_fa I want to get a tattoo but I am scared of the pain. How do I overcome the fear? می خواهم خال کوبی کنم اما از درد می ترسم. چگونه می توانم بر ترسم غلبه کنم؟ qqp_train_en_fa How do obtain telegram groups link? چگونه می توان لینک گروه های تلگرام را به دست آورد؟ qqp_train_en_fa What is your review of Io.js? نظر شما در مورد Io.js چیست؟ qqp_train_en_fa Which is a better smartphone brand, Asus, Microsoft or Samsung? کدام مارک تجاری اسمارت فون ها بهتر است؟: ایسوس ، مایکروسافت یا سامسونگ؟ qqp_train_en_fa Who are the highest paid employees at WalMart? پر درآمدترین کارمندان در والمارت چه کسانی هستند؟ qqp_train_en_fa What are the chances that the electoral college will decide to vote against Trump if Hillary wins the popular vote? چه شانس هایی وجود دارد که اگر هیلاری در انتخابات رأی عمومی به پیروزی برسد ، دانشکده انتخاباتی بر ضد ترامپ تصمیم بگیرد؟ qqp_train_en_fa What would happen if America became a communist country? چه اتفاقی می افتد اگر آمریکا به یک کشور کمونیستی تبدیل شود؟ qqp_train_en_fa Pottermore: What house and wand did you get? Pottermore: به چه خانه و باری رسیدید؟ qqp_train_en_fa Which is the best book for learning language c++? بهترین کتاب برای یادگیری زبان ++c کدام است؟ qqp_train_en_fa Who wins in a fight between Deathstroke and Captain America? چه کسی در نبرد بین Deathstroke و کاپیتان آمریکا پیروز می شود؟ qqp_train_en_fa What are the best tips for outlining/planning a novel? بهترین نکات برای تنظیم رئوس مطالب رمان چیست؟ qqp_train_en_fa What is the best order to read the Ender saga in? بهترین ترتیب برای خواندن حماسه Ender چیست؟ qqp_train_en_fa How can one explain (to a 2 year old) how to get started investing in stocks? چگونه می توان (به یک فرد۲ ساله) چگونگی شروع سرمایه گذاری در سهام را توضیح داد؟ qqp_train_en_fa We broke up recently, but how is it possible for him not to talk to me after everything we've been through, while I'm dying to talk to him? ما به تازگی به هم زده ایم ، اما چگونه ممکن است او بعد از هر چیزی که گذر کرده ایم با من صحبت نکند ، در حالی که من در حال مرگ برای صحبت با او هستم؟ qqp_train_en_fa Why do people say "God bless you"? چرا مردم می گویند «خدا حفظت کند»؟ qqp_train_en_fa How reliable are PS3 slims? PS۳ باریک چقدر قابل اعتماد است؟ qqp_train_en_fa What is the best way to reheat a cooked lobster? بهترین روش برای گرم کردن یک خرچنگ پخته چیست؟ qqp_train_en_fa Why are Geminis known as liars of the zodiac? چرا Geminis به عنوان دروغگوها در میان علامت های زودیاک شناخته می شوند؟ qqp_train_en_fa How many new eBay listings are made every day? چه تعداد لیست جدید eBay هر روز ساخته می شود؟ qqp_train_en_fa What are companies that have competed in the travel vertical search space? شرکت هایی که در سفر فضای جستجوی عمودی رقابت کرده اند ، چیست؟ qqp_train_en_fa How did Eminem write "Hailie's Song"? What special meaning does it have for him? چگونه Eminem آهنگ «Hailie's Song» را نوشت؟ چه معنی ویژه ای برای او دارد؟ qqp_train_en_fa How do I draw bending moment and shear force diagram for beams? چگونه می توانم نمودار خمش و نمودار نیروی برشی را برای تیرها ترسیم کنم؟ qqp_train_en_fa What is the espionage behind the ban on Jallikattu? جاسوسی پشت ممنوعیت جالیکاتاتو چیست؟ qqp_train_en_fa Do spirts or ghosts exist? آیا روح یا ارواح وجود دارند؟ qqp_train_en_fa How do you get better grades? چگونه نمرات بهتری کسب می کنید؟ qqp_train_en_fa How many rows and columns in one excel sheet? چند ردیف و ستون در یک صفحه اکسل؟ qqp_train_en_fa What is the meaning of word ‘consent’? معنی کلمه "consent" چیست؟ qqp_train_en_fa Why are African-Americans so beautiful? چرا آفریقایی-آمریکایی ها اینقدر زیبا هستند؟ qqp_train_en_fa What are the different types of physics and what is and example of it in electronics? انواع مختلف فیزیک چیست و در الکترونیک چه نمونه هایی از آن وجود دارد؟ qqp_train_en_fa What is the best classified site in cuba? بهترین سایت طبقه بندی شده در کوبا کدام است؟ qqp_train_en_fa Which is the best digital photo frame? بهترین قاب عکس دیجیتال کدام است؟ qqp_train_en_fa Why does music evoke emotion? چرا موسیقی احساسات را برانگیخته می کند؟ qqp_train_en_fa What are the best classified ads sites in Morrocco? بهترین سایتهای تبلیغاتی طبقه بندی شده در مراکش چیست؟ qqp_train_en_fa How do I get to know my crush better? چگونه می توانم فرد مورد علاقه خود را بهتر بشناسم؟ qqp_train_en_fa What is the best date to register on online dating? بهترین تاریخ برای ثبت نام در دوستیابی آنلاین چیست؟ qqp_train_en_fa Is pride an inherent trait in all humans? آیا غرور یک صفت ذاتی در همه انسانهاست؟ qqp_train_en_fa What is the difference between CouchDB and Couchbase? تفاوت بین CouchDB و Couchbase چیست؟ qqp_train_en_fa What is the difference between astrophysics and theoretical physics? تفاوت بین اخترفیزیک و فیزیک نظری چیست؟ qqp_train_en_fa Why do people ask question on Quora that can be easily and definitively answered by Googling? چرا مردم در Quora سؤال می کنند که توسط Googling به راحتی و قطعی می توان پاسخ را یافت؟ qqp_train_en_fa How do I mirror laptop screen on another laptop without installing any software? چگونه بدون نصب کردن هیچ گونه نرم افزاری می توان صفحه لپ تاپ را بر روی لپ تاپ دیگری آینه کرد؟ qqp_train_en_fa What facts about the United States do foreigners not believe until they come to America? چه واقعیت هایی در مورد ایالات متحده وجود دارد که خارجی ها تا زمان آمدن به آن اعتقاد ندارند؟ qqp_train_en_fa Where did the Finnish language come from? زبان فنلاندی از کجا آمده است؟ qqp_train_en_fa How do I send a Google form without making the users "request access" to view it? چگونه می توانم یک فرم Google ارسال کنم بدون اینکه کاربران برای مشاهده "درخواست دسترسی کنند "؟ qqp_train_en_fa Can I install Mac OS on my Dell laptop? How? آیا می توانم Mac OS را روی لپ تاپ دل خود نصب کنم؟ چطور؟ qqp_train_en_fa What is the commission charged by Uber used for? کمیسیونی که توسط Uber شارژ میشود برای چیست؟ qqp_train_en_fa What is the lowest temperature in Australia? کمترین دما در استرالیا چیست؟ qqp_train_en_fa What companies are similar to IDEO in Paris? چه شرکت هایی مشابه IDEO در پاریس هستند؟ qqp_train_en_fa What are the pros and cons of online shopping ? جوانب مثبت و منفی خرید آنلاین چیست؟ qqp_train_en_fa What is the deepest lake in Europe, and how does this lake's flora and fauna compare to that of Lake Superior? عمیق ترین دریاچه در اروپا چیست و چگونه گیاهان و جانوران این دریاچه با Lake Superior مقایسه می شود؟ qqp_train_en_fa What is the future of journalism? آینده روزنامه نگاری چیست؟ qqp_train_en_fa I'm planning on starting a YouTube gaming channel but I lack Confidence, do you have any words of encouragement or helpful tips, including experience? من قصد شروع یک کانال بازی YouTube را دارم اما فاقد اعتماد به نفس هستم ، آیا حرفی برای تشویق یا نکات مفیدی از جمله تجربه دارید؟ qqp_train_en_fa What is the property tax rate in Granville, Ohio? How is it compared to the one of Texas? میزان مالیات بر دارایی در گرانویل اوهایو چقدر است؟ این در مقایسه با شهرهای تگزاس چگونه است؟ qqp_train_en_fa What does it feel like to be a father with social anxiety disorder and have a child or children who also have social anxiety disorder? چه احساسی دارد که پدری با اختلال اضطراب اجتماعی باشید و کودک یا فرزندانی داشته باشید که دارای اختلال اضطراب اجتماعی نیز هستند؟ qqp_train_en_fa Which topics on Quora are the most popular and have the most followers? کدام مباحث در مورد Quora محبوب ترین و بیشترین دنبال کننده را دارند؟ qqp_train_en_fa Is there something like a mid-career crisis? آیا چیزی تحت عنوان بحران میان دوره ای وجود دارد؟ qqp_train_en_fa What does it mean if you start spotting 9 days before your period? اگر ۹ روز قبل از شروع پریود خود به لکه ببینید ، به چه معنی است؟ qqp_train_en_fa Will the Airtel 4g SIM card work in 2G phones? If not, will it at least work in 3G phones? آیا سیم کارت Airtel ۴g در تلفن های ۲G کار می کند؟ اگر نه ، آیا حداقل در تلفن های ۳G کار می کند؟ qqp_train_en_fa Which Aloe Vera plants are edible and how do they benefit your health? کدام گیاهان Aloe Vera قابل خوردن هستند و چگونه آنها به سلامتی شما سود می رسانند؟ qqp_train_en_fa How do you post a question on Quora? چگونه می توانید سوالی را در Quora پست کنید؟ qqp_train_en_fa How can changing 500 and 1000 rupee notes end the black money in India? چگونه با تغییر اسکناس ۵۰۰ و ۱۰۰۰ روپیه می توان پول سیاه در هند را خاتمه داد؟ qqp_train_en_fa Who are Red Indians and why they are called so? Where they got originated from, supposedly? چه کسانی سرخپوست هستند و چرا به آنها چنین گفته می شود؟ ظاهراً از کجا سرچشمه گرفته اند؟ qqp_train_en_fa How can I become an investment banker in India? چگونه می توانم یک بانکدار سرمایه گذاری در هندوستان شوم؟ qqp_train_en_fa Is UCSI university a good university for international students to study management and can I transfer elsewhere after graduating for Masters? آیا دانشگاه UCSI یک دانشگاه خوب برای دانشجویان بین المللی برای تحصیل مدیریت است و آیا می توانم بعد از فارغ التحصیلی برای کارشناسی ارشد ، به جای دیگری منتقل شوم؟ qqp_train_en_fa What is one of the biggest misconceptions people have about you? یکی از بزرگترین تصورات غلطی که مردم نسبت به شما دارند چیست؟ qqp_train_en_fa What are the causes and effects of early marriage to the couple? دلایل و تأثیرات ازدواج زودهنگام در زوج ها چیستند؟ qqp_train_en_fa Which are best eye clinics in Pune? بهترین کلینیک چشم در پونه کدام است؟ qqp_train_en_fa Why can't I sign into Yahoo? چرا نمی توانم وارد یاهو شوم؟ qqp_train_en_fa Design a server architecture for serving Google maps images? یک معماری سرور برای ارائه تصاویر نقشه های Google طراحی کنید؟ qqp_train_en_fa What is the cost of a commercial wifi deployment from say Cisco or Aruba? هزینه استقرار وای فای تجاری از گفته سیسکو یا آروبا چقدر است؟ qqp_train_en_fa What miracles did Job do? کار چه معجزاتی انجام داد؟ qqp_train_en_fa What are some things Indians should be proud of? مواردی که هندی ها باید به آنها افتخار کنند چیست؟ qqp_train_en_fa How is topology useful in day to day life? چگونه توپولوژی در زندگی روزمره مفید است؟ qqp_train_en_fa What would you do if you were asked to deploy AI on a website or app? اگر از شما خواسته شد كه AI را در یك وب سایت یا برنامه مستقر كنید ، چه کاری انجام می دهید؟ qqp_train_en_fa What are your views about governments decision to stop flow of 1000 and 500 rupee notes.? نظرات شما در مورد تصمیم دولتها مبنی بر متوقف کردن اسکناس های ۱۰۰۰ و ۵۰۰ روپیه چیست؟ qqp_train_en_fa What are the chances that Sony will last into the 2030s-2040s? شانس ماندگاری Sony در دهه های ۲۰۳۰ - ۲۰۴۰ چیست؟ qqp_train_en_fa Jelly bean update for samsung galaxy s advance in india? به روزرسانی Jelly Bean برای Galaxy S Advance در هند؟ qqp_train_en_fa What is the meaning of boosting one's ego? What are some examples of this? معنای تقویت نفس شخص چیست؟ چند نمونه از اینها چیستند؟ qqp_train_en_fa Do you care if God exists or not? آیا شما اهمیت می دهید که خدا وجود دارد یا نه؟ qqp_train_en_fa How many independent musicians or bands are there in the US at any given time? What is the methodology for calculating this? چه تعداد از موسیقیدانان و گروههای مستقل در هر زمان خاص در ایالات متحده وجود دارند؟ روش برای محاسبه این چیست؟ qqp_train_en_fa What should I do to make life worth living? چه کاری باید انجام دهم تا زندگی ارزش زندگی کردن داشته باشد؟ qqp_train_en_fa Why did it take so long for NASA to find water on Mars? چرا اینقدر طول کشید که ناسا در مریخ آب پیدا کند؟ qqp_train_en_fa I have scored 70% marks in FIITJEE FTRE 2016. Is it a good score? How much scholarship can I get? من در FIITJEE FTRE 2016 نمره ۷۰٪ کسب کرده ام. آیا این یک نمره خوب است؟ چه مقدار بورسیه می توانم دریافت کنم؟ qqp_train_en_fa Can I hack WhatsApp of someone? آیا می توانم واتس اپ کسی را هک کنم؟ qqp_train_en_fa Why doesn't everyone I ask to answer a question answer it on Quora? چرا هر کسی که می خواهم سؤالی را پاسخ بدهد در Quora نیست؟ qqp_train_en_fa What's a funny, interesting, or creative way to introduce yourself? روشی خنده دار ، جالب یا خلاق برای معرفی خود چیست؟ qqp_train_en_fa Why are professional tennis rackets heavier than beginner's ones? چرا راکت های تنیس حرفه ای سنگین تر از نمونه های مبتدی هستند؟ qqp_train_en_fa Is a 13 cm penis considered small? آیا آلت تناسلی ۱۳ سانتی متر کوچک تلقی می شود؟ qqp_train_en_fa What is the best way to learn and practice C programming? بهترین روش برای یادگیری و تمرین برنامه نویسی C چیست؟ qqp_train_en_fa Can a F1 student visa holder become a Uber driver in USA? آیا یک ویزای دانشجویی F1 می تواند راننده Uber در ایالات متحده شود؟ qqp_train_en_fa What is the best digital marketing course online for a beginner? بهترین دوره بازاریابی دیجیتال آنلاین برای مبتدیان چیست؟ qqp_train_en_fa What basics are required to learn hadoop? برای یادگیری هداوپ چه مبانی لازم است؟ qqp_train_en_fa How do I abort a baby within a month? چگونه می توانم ظرف مدت یک ماه نوزاد را سقط کنم؟ qqp_train_en_fa How do I find out what I truly want in my life? It fluctuates! چگونه می توانم دریابم که واقعاً در زندگی چه می خواهم؟ زندگی ام داعما در نوسان است! qqp_train_en_fa What is graffittibooks.com? graffittibooks.com چیست؟ qqp_train_en_fa What is a referral? ارجاع چیست؟ qqp_train_en_fa What makes 2b2t beautiful? چه چیزی 2b2t را زیبا می کند؟ qqp_train_en_fa How do military personnels satisfy their sexual needs? چگونه افراد نظامی نیازهای جنسی خود را برآورده می کنند؟ qqp_train_en_fa Why do I feel terrible after giving someone a foot massage? چرا بعد از ماساژ پا به کسی احساس بدی دارم؟ qqp_train_en_fa Why we do study computer fundamental in software engineering.? چرا ما در مهندسی نرم افزار مباحث اساسی کامپیوتر را مطالعه می کنیم؟ qqp_train_en_fa What are some unique business ideas? ایده های تجاری بی نظیر چیست؟ qqp_train_en_fa What is the meaning of stonerindia? معنی استونریندیا چیست؟ qqp_train_en_fa Do straight men think Hannah Davis' body is flat and unfeminine? آیا مردان فکر می کنند که بدن Hannah Davis صاف و غیر زنانه است؟ qqp_train_en_fa What would happen if water disappeared from the earth? چه اتفاقی می افتد اگر آب از روی زمین ناپدید شود؟ qqp_train_en_fa Music: How do I download MP3 songs for free from the internet? موسیقی: چگونه می توانم آهنگ های MP3 را به صورت رایگان از اینترنت دانلود کنم؟ qqp_train_en_fa Why are nice people always left alone? چرا افراد خوب همیشه تنها هستند؟ qqp_train_en_fa I want to pursue PhD in Computer Science about social network,what is the open problem in social networks? می خواهم دکترای علوم کامپیوتر راجع به شبکه های اجتماعی را دنبال کنم، چالش حل نشده در شبکه های اجتماعی چیست؟ qqp_train_en_fa What are the best paid survey sites for India? سایت های نظرسنجی پولی با بهترین هزینه برای هند کدامند؟ qqp_train_en_fa What does semen taste like? طعم مایع منی چیست؟ qqp_train_en_fa How I prepare for the exam before a week? چگونه می توانم قبل از یک هفته برای امتحان آماده شوم؟ qqp_train_en_fa What are some reviews of www.cosmicpetrochem.com? برخی نظرات در مورد www.cosmicpetrochem.com چیست؟ qqp_train_en_fa Where can I find a power outlet for my laptop at Melbourne Airport? از کجا می توانم یک پریز برق برای لپ تاپ خود در فرودگاه ملبورن پیدا کنم؟ qqp_train_en_fa Why did India opt for Rafale aircrafts over other fighter jets? چرا هند نسبت به هواپیماهای جنگنده دیگر هواپیماهای Rafale را انتخاب کرد؟ qqp_train_en_fa What is the need for socket programming, and what are its advantages? نیاز به برنامه نویسی socket چیست و مزایای آن چیست؟ qqp_train_en_fa What is the future of Facebook Groups? آینده گروه های فیس بوک چیست؟ qqp_train_en_fa Is it possible for a 12 year old girl to get pregnant? آیا ممکن است یک دختر ۱۲ ساله باردار شود؟ qqp_train_en_fa Which is the best headphone under Rs. 1500? بهترین هدفون زیر rs.۱۵۰۰ کدام است؟ qqp_train_en_fa What is the rate of interracial marriages in the UK as compared to the US? میزان ازدواج های بین نژادی در انگلیس در مقایسه با ایالات متحده چقدر است؟ qqp_train_en_fa What is a suitable inpatient drug and alcohol rehab center near Habersham County GA? مرکز توانبخشی دارو و الکل در بیمارستان در نزدیکی هابرسام کانادا GA چیست؟ qqp_train_en_fa What is a goal setting platform? برنامه ی تنظیم هدف چیست؟ qqp_train_en_fa What are the life lessons that Batman teaches us? درسهای زندگی که بتمن به ما یاد می دهد چیست؟ qqp_train_en_fa How was the KVPY 2016 SX stream? جریان KVPY ۲۰۱۶ SX چگونه بود؟ qqp_train_en_fa Is having sex really important to a women in a relationship? When is the right time to make a move? آیا رابطه جنسی برای یک زن در رابطه واقعا مهم است؟ زمان مناسب برای انجام حرکتی در این رابطه است؟ qqp_train_en_fa What are the latest Indian baby boy names? آخرین نام های پسر بچه هندی چیست؟ qqp_train_en_fa How do u treat missed shot of meth? چگونه می توانی شات از دست رفته شیشه را درمان کنی؟ qqp_train_en_fa What is the best sdk for game development? بهترین sdk برای توسعه بازی کدام است؟ qqp_train_en_fa Is it good to marry a man who is still in love with me? We were in a relationship (6 months) 8 years ago. I moved on but he didn't. آیا ازدواج با مردی که هنوز عاشق من است ، خوب است؟ ما ۸ سال پیش در یک رابطه بودیم (۶ ماه) من فراموش کردم اما او نکرد. qqp_train_en_fa What is the issue in Baluchistan? مسئله در بلوچستان چیست؟ qqp_train_en_fa What are the best massage parlours in NCR Delhi for happy ending? بهترین ماساژ مجلل در NCR Delhi برای پایان خوش شما کدامند؟ qqp_train_en_fa What’s it like working at Google? کار در گوگل چگونه است؟ qqp_train_en_fa Does Amazon offer a sign on bonus? آیا آمازون پاداشی برای امضای پیشنهاد کار ارائه می دهد؟ qqp_train_en_fa What is the funniest joke you ever heard? جالب ترین جوکی که تا به حال شنیده اید چیست؟ qqp_train_en_fa What is the in hand salary of SBI so? دستمزد خالص SBI چقدر است؟ qqp_train_en_fa What question most changed your perception of life and how you think of yourself? چه سؤالی بیشتر درک شما از زندگی را تغییر داده و چگونه به خودتان فکر می کنید؟ qqp_train_en_fa Which kind of phone was your first cell phone? اولین تلفن همراه شما کدام نوع از تلفن بود؟ qqp_train_en_fa What are some good baby girl names starting with D? نام های خوب برای دختر بچه که با D شروع می شوند چیست؟ qqp_train_en_fa Is anything wrong with being an atheist? آیا بی دین بودن اشتباه است؟ qqp_train_en_fa Does anybody feel like they're a starchild/indigo/ or an empath? آیا کسی احساس می کند که یک سرخپوست / نیل یا یک همدل است؟ qqp_train_en_fa Is it possible to remove everything mentioning Hillary Clinton or Donald Trump from my Quora feed? آیا می توان همه مواردی که هیلاری کلینتون یا دونالد ترامپ ذکر می کنند را از خوراک Quora ام حذف کرد؟ qqp_train_en_fa What language was PayPal written in? پی پال به چه زبانی نوشته شده است؟ qqp_train_en_fa Why international songs are not working on various music applications? چرا آهنگهای بین المللی روی کاربرد های مختلف موسیقی کار نمی کنند؟ qqp_train_en_fa Who has a better understanding of consciousness: meditators or scientists? چه کسی درک بهتری از آگاهی دارد: آنهایی که مراقبت می کنند یا دانشمندان؟ qqp_train_en_fa Can an Indian company take a foreign currency loan from a bank outside of India? Or is it available from Indian banks also? آیا یک شرکت هندی می تواند وام ارز خارجی را از بانکی خارج از هند بگیرد؟ یا از بانکهای هند نیز موجود است؟ qqp_train_en_fa When should I start studying for first semester of B.Com(H) in SRCC if I want to score good marks? اگر بخواهم نمرات خوبی کسب کنم باید چه زمانی برای ترم اول کارشناسی (B.Com(H در SRCC شروع به درس خواندن کنم؟ qqp_train_en_fa What companies are similar to razorfish? چه شرکت هایی شبیه به Razorfish هستند؟ qqp_train_en_fa Google Hangouts : How can you tell if someone has blocked you on GChat? Google Hangouts: چگونه می توانید بگویید شخصی شما را در GChat مسدود کرده است؟ qqp_train_en_fa What should I do in order to make realise the importance of my existence in my friend's (girl) life? برای اینکه اهمیت وجود من در زندگی دوست (دختر) رو نشون دهم من چه کاری باید انجام دهم؟ qqp_train_en_fa What are overlap lengths for columns, beam, slab etc? طول همپوشانی ستونها ، تیرها ، صفحات و غیره چقدر است؟ qqp_train_en_fa When should you lose your virginity? چه زمانی باید بکارت خود را از دست بدهید؟ qqp_train_en_fa What are some good arguments against the existence of God? استدلال های خوبی در مورد وجود خدا چیست؟ qqp_train_en_fa What are the best ways to improve my English because I'm not good in English? بهترین روشها برای بهبود زبان انگلیسی به دلیل اینکه انگلیسی من خوب نیست، چیست؟ qqp_train_en_fa Is nearbuy going through some funding issues? آیا nearbuy دچارمشکلات مربوط به تأمین اعتبار است؟ qqp_train_en_fa How much money per hour do Uber drivers make in Yuma, AZ? What's the most a person can reasonably make per month? رانندگان Uber چقدر در ساعت پول در یوما ، AZ می گیرند؟ بیشترین کاری که یک شخص می تواند به طور منطقی در هر ماه انجام دهد چیست؟ qqp_train_en_fa What is the worst thing you've ever done to another human being? بدترین کاری که تا به حال برای انسان دیگری انجام داده اید چیست؟ qqp_train_en_fa How complex and how long did it take Microsoft to make an AI Twitter bot "Tay"? What programming language(s) were used? با چه پیچیدگی و با چه مدت طول کشیده است تا مایکروسافت ربات هوش مصنوعی توییتری Tay را ایجاد کند؟ برای این از چه زبان و برنامه نویسی استفاده شده است؟ qqp_train_en_fa What is black money and how can it effect the economy of a country? پول سیاه چیست و چگونه می تواند اقتصاد یک کشور را تحت تأثیر قرار دهد؟ qqp_train_en_fa What is a healthy diet for people with ADHD? رژیم غذایی سالم برای مبتلایان به ADHD چیست؟ qqp_train_en_fa Do colleges look at the senior year (first semester) grades? آیا دانشکده ها به نمرات سال ارشد (ترم اول) نگاه می کنند؟ qqp_train_en_fa What is TQWL in Indian railways? TQWL در راه آهن هند چیست؟ qqp_train_en_fa If more vacuum energy appears with expansion and it has no limit, can infinite of this energy be created? If yes is energy infinite? اگر انرژی خلاء بیشتری با انبساط ظاهر شود و هیچ محدودیتی نداشته باشد ، می تواند بی نهایت از این انرژی ایجاد شود؟ اگر بله انرژی بی نهایت است؟ qqp_train_en_fa Do you think Virat Kohli can better Sachin's record? به نظر شما ویرات کوهلی می تواند رکورد ساچین را بهتر کند؟ qqp_train_en_fa What is the user code in Aadhar's login? Where can I find it? کد کاربری در ورود به Aadhar چیست؟ کجا می توانم آن را پیدا کنم؟ qqp_train_en_fa What are the best poems by Ruskin Bond? بهترین شعرهای Ruskin Bond کدامند؟ qqp_train_en_fa Could I buy a civilianized version of a fighter jet? آیا می توانم یک نسخه غیرنظامی از یک جت جنگنده را خریداری کنم؟ qqp_train_en_fa What is the best free VPN? بهترین VPN رایگان چیست؟ qqp_train_en_fa What is Quora doing to grow its user base? Quora برای رشد پایه کاربر خود چه کاری انجام می دهد؟ qqp_train_en_fa How can I overcome fear in public speaking? چگونه می توانم بر ترس در صحبت برای عموم غلبه کنم؟ qqp_train_en_fa How can I run a 3 phase motor in a two way supply? چگونه می توانم موتور ۳ فاز را به صورت دو طرفه اجرا کنم؟ qqp_train_en_fa What is the best option for a mechanical engineer after bachelor of engineering? بهترین گزینه برای مهندس مکانیک بعد از لیسانس مهندسی چیست؟ qqp_train_en_fa How many 12 digit numbers have the sum of digits as 4? تعداد اعداد ۱۲ رقمی که جمع ارقام آنها ۴ است، چند تا است؟ qqp_train_en_fa How do I deal with stress at home? چگونه می توانم با استرس در خانه مقابله کنم؟ qqp_train_en_fa How many goals are scored by Messi and Ronaldo via a free kick? چند گل توسط مسی و رونالدو از طریق ضربه آزاد به ثمر رسیده است؟ qqp_train_en_fa How much equity should I get at a post-Series A startup as the first recruiting hire? من به عنوان اولین استخدام در یک استارت آپ پسا سری A باید چقدر حقوق بگیرم؟ qqp_train_en_fa What is the difference between the operating bandwidth and the available bandwidth? تفاوت بین پهنای باند عملیاتی و پهنای باند موجود چیست؟ qqp_train_en_fa Modi's announcement on banning 500 and 1000 currency notes. How would it affect economy? اطلاعیه مودی مبنی بر ممنوعیت اسکناس ارز ۵۰۰ و ۱۰۰۰. این چگونه می تواند بر اقتصاد تأثیر بگذارد؟ qqp_train_en_fa Should India move towards a healthcare system like the UK’s NHS? آیا هند باید به سمت یک سیستم مراقبت های بهداشتی مانند NHS انگلیس حرکت کند؟ qqp_train_en_fa What are the procedures for becoming an actuary? روش های تبدیل شدن به یک بازیگر چیست؟ qqp_train_en_fa How do you get rid of little red bugs in bed? چگونه می توان از حشرات رختخواب در رختخواب خلاص شد؟ qqp_train_en_fa What is S.O.P.? SOP چیست؟ qqp_train_en_fa What are the APPROVALS required for A real ESTATE PROJECT? برنامه های مورد نیاز برای یک پروژه معامله املاک چیست؟ qqp_train_en_fa Is it ethical to list a minority race during college admissions when I am only 1/8? آیا ذکر نژاد اقلیت در هنگام پذیرش در کالج وقتی فقط ۱/۸ هستم اخلاقی است؟ qqp_train_en_fa What are 10 things non-gamers always get wrong about gamers? ۱۰ چیزی که غیر گیمرها همیشه درباره گیمرها اشتباه می گیرند چیست؟ qqp_train_en_fa Is this sentence correct,"Aren't I right"? آیا این جمله صحیح است؟ "درست نیستم؟" qqp_train_en_fa What's the difference between cd and DVD? تفاوت بین سی دی و دی وی دی چیست؟ qqp_train_en_fa What are some good PowerPoint templates for an academic lecture? الگوهای خوب پاورپوینت برای یک سخنرانی آکادمیک چیست؟ qqp_train_en_fa What are the best inDesign template sites for ePub design? بهترین سایتهای قالب inDesign برای طراحی ePub کدامند؟ qqp_train_en_fa How do I increase sperms in my body? چگونه می توان اسپرم ها را در بدن افزایش داد؟ qqp_train_en_fa Which songs make you feel happy when listening to them? کدام آهنگ ها هنگام گوش دادن به آنها احساس خوشبختی می کنند؟ qqp_train_en_fa Why is Thermomix not sold in the USA? چرا Thermomix در آمریکا فروخته نمی شود؟ qqp_train_en_fa What's a good interview question on CSS? یک سوال مصاحبه خوب در مورد CSS چیست؟ qqp_train_en_fa How is the life of a math student? Could you describe your own experiences? زندگی یک دانش آموز ریاضی چگونه است؟ آیا می توانید تجربیات خود را توصیف کنید؟ qqp_train_en_fa What are the coolest Android hacks and tricks you know? جالبترین هک ها و ترفندهای اندرویدی که می دانید کدام هستند؟ qqp_train_en_fa What are the movies one should see? فیلم هایی که باید ببینند چیست؟ qqp_train_en_fa Is there a reason why we should travel alone? آیا دلیلی وجود دارد که ما باید تنها سفر کنیم؟ qqp_train_en_fa How good are SAP tools like BODS, HANA, Lumira and Predictive analytics for data scientist and will it replace traditional programming in the future? ابزارهای SAP مانند BODS ، HANA ، Lumira و Analytics Predictive برای دانشمند داده چقدر خوب هستند و آیا جایگزین برنامه نویسی سنتی در آینده خواهد بود؟ qqp_train_en_fa Why is iPhone 7 plus so expensive in Europe? چرا آیفون ۷ پلاس در اروپا بسیار گران است؟ qqp_train_en_fa Defects of using technology to reduce corruption? نقص در استفاده از فناوری باعث کاهش فساد می شود؟ qqp_train_en_fa What is observed when ydse is performed with white light? وقتی ydse با نور سفید انجام می شود چه چیزی مشاهده می شود؟ qqp_train_en_fa If you're smiling, does that mean you're not hurting? اگر لبخند می زنید، این بدان معنی است که دردی نمی کشید؟ qqp_train_en_fa How was education during the Japanese occupation in Singapore like? آموزش در دوران اشغال ژاپن در سنگاپور چگونه بود؟ qqp_train_en_fa What were the major contributions of the political leaders during WW1, and how are the compared to the ones during the Second World War? سهم عمده رهبران سیاسی در جنگ جهانی اول چه بود ، و در مقایسه با رهبران جنگ جهانی دوم چگونه هستند؟ qqp_train_en_fa Is a Tiger tank realistically as effective against Sherman tanks as shown in Fury? آیا یک مخزن ببر واقعاً به همان اندازه در برابر تانک های شرمن مؤثر است که در Fury نشان داده شده است؟ qqp_train_en_fa What would be your New Year resolutions for 2017? تصمیم های سال نو شما برای سال ۲۰۱۷ چه خواهد بود؟ qqp_train_en_fa What are some of the best orange vodka mixers? برخی از بهترین میکسرهای ودکای پرتقال کدامند؟ qqp_train_en_fa What are the best places in delhi to chill with your best friend? بهترین مکان ها در دهلی نو برای آسوده کردن با بهترین دوست شما چیست؟ qqp_train_en_fa Where can I watch free streaming movies online? از کجا می توانم فیلم های رایگان را به صورت آنلاین تماشا کنم؟ qqp_train_en_fa How was NEET phase 2, compared to phase 1? NEET فاز ۲ در مقایسه با فاز ۱ چطور بود؟ qqp_train_en_fa Are girls intimidated by attractive guys? آیا دختران با مردان جذاب مورد مرعوب می شوند؟ qqp_train_en_fa What are some mind blowing tools and gadgets that mos't people dont know? ابزارها و اسباب بازیهای خارق العاده ای که بیشتر مردم آنها را نمی شناسند چیست؟ qqp_train_en_fa What is your review of Mahatma Gandhi And His Myths: Civil Disobedience, Nonviolence, And Satyagraha In The Real World (Plus Why It'S 'Gandhi,' Not 'Ghandi') [Book] By Mark Shepard (author)? نظر شما درمورد ماهاتما گاندی و اسطوره های او: نافرمانی مدنی ، عدم خشونت و ساتیگرا در دنیای واقعی (به علاوه چرا این گاندی است ، نه "قندی") [کتاب] مارک شپرد (نویسنده) چیست؟ qqp_train_en_fa Who, out of anyone in the world, would be the best president of the United States? چه کسی ، از هر کسی در جهان ، بهترین رئیس جمهور ایالات متحده خواهد بود؟ qqp_train_en_fa Why do we forget dreams so quickly? چرا خوابها را خیلی سریع فراموش می کنیم؟ qqp_train_en_fa This guy I barely know is making me very anxious, sad and hopeless. What is wrong with me? این مرد که به سختی می شناسم مرا بسیار مضطرب ، غمگین و ناامید می کند. مشکل من چیست؟ qqp_train_en_fa What is the best programs for mechanical engineerings? بهترین برنامه ها برای مهندسی مکانیک چیست؟ qqp_train_en_fa How do I go about creating a device and an app that streams live video over wifi to an iPhone? چگونه می توانم به دنبال ایجاد یک دستگاه و برنامه ای باشم که ویدئوی زنده از طریق وای فای به آیفون پخش می شود؟ qqp_train_en_fa What is it like for people to constantly mistake you for a different race/ethnicity than you really are? چه طور است که مردم مرتباً شما را برای یک نژاد / قومیت متفاوت از آنچه واقعاً اشتباه می کنند اشتباه کنند؟ qqp_train_en_fa I am a master's student. I don't have any idea about my thesis topic. I am interested in heat engines and aircraft or space craft? من دانشجوی کارشناسی ارشد هستم. من هیچ ایده ای در مورد موضوع پایان نامه خود ندارم. من به موتورهای حرارتی و هواپیما یا کاردستی فضایی علاقه دارم؟ qqp_train_en_fa What are the best home remedies to get rid of cockroaches? بهترین راه حل های خانگی برای خلاص شدن از شر سوسک چیست؟ qqp_train_en_fa Why women are more sexy than men? چرا زنان از مردان سکسی تر هستند؟ qqp_train_en_fa What are symptoms of anorexia? علائم بی اشتهایی چیست؟ qqp_train_en_fa What song do you like to sing along to most? دوست دارید بیشتر با چه آهنگی بخوانید؟ qqp_train_en_fa What are the difference between polyester 210T and 210D? تفاوت بین پلی استر ۲۱۰T و ۲۱۰D چیست؟ qqp_train_en_fa Which is the best hollywood movie you have seen? بهترین فیلم هالیوود که دیده اید کدام است؟ qqp_train_en_fa How much does it cost to own a small plane? داشتن یک هواپیمای کوچک چقدر هزینه دارد؟ qqp_train_en_fa What is the tamil name for quinoa? نام tamil برای quinoa چیست؟ qqp_train_en_fa Who is most likely to start world war three? چه کسی احتمال دارد جنگ جهانی سه را آغاز کند؟ qqp_train_en_fa What if South Indians form their own separate country? اگر هندی های جنوبی کشور جداگانه خود را تشکیل دهند چه می شود؟ qqp_train_en_fa How is school changing in the 21st century in Finland? مدارس فنلاند قرن بیست و یکم چگونه تغییر می کند؟ qqp_train_en_fa How do Quora top writers spend their time on Quora? نویسندگان برتر Quora چگونه وقت خود را صرف Quora می کنند؟ qqp_train_en_fa Which are the best Drug or Alcohol Rehab, Detox and Recovery Program Centers in the Fresno County California area? بهترین مراکز برنامه توانبخشی دارویی یا الکلی ، سم زدایی و بازیابی در منطقه فرسنو کالیفرنیا کدامند؟ qqp_train_en_fa What does Americans think of Vietnamese people? نظر آمریکایی ها درباره مردم ویتنام چیست؟ qqp_train_en_fa Is universal health care good? Why or why not? آیا مراقبت های بهداشتی جهانی خوب است؟ چرا و چرا نه؟ qqp_train_en_fa How can you keep a conversation interesting? چگونه می توانید مکالمه را جالب نگه دارید؟ qqp_train_en_fa What are some nice places to hangout in Pune? مکانهای خوب پاتوق در Pune چیست؟ qqp_train_en_fa What are some things new employees should know going into their first day at Resources Connection? مواردی که کارمندان جدید باید در اولین روز کار در Resources Connection بدانند چیست؟ qqp_train_en_fa How can I lose weight effectively? چگونه می توانم به طور موثری وزن خود را کاهش دهم؟ qqp_train_en_fa What does it feel like to be stabbed with a knife? چه احساسی دارد که با چاقو زخمی شوید؟ qqp_train_en_fa Who is your favorite Prison Break character? شخصیت مورد علاقه شما در Prison Break کیست؟ qqp_train_en_fa Which is the most memorable moment of your college? خاطره انگیزترین لحظه دانشگاه شما کدام است؟ qqp_train_en_fa What is the best place to work for among the following Indian start-ups/companies and why? بهترین مکان برای کار در میان راه اندازی ها / شرکت های هندی زیر چیست و چرا؟ qqp_train_en_fa Where can I read the reviews of Brain Plus IQ brain booster? از کجا می توانم نظرات تقویت کننده مغز Brain Plus IQ را مطالعه کنم؟ qqp_train_en_fa What are some of the traffic rules in India that people don't follow/know about? برخی از قوانین راهنمایی و رانندگی در هند که مردم از آنها پیروی نمی کنند / از آنها نمی دانند چیست؟ qqp_train_en_fa I was rejected today for a MNC job in an interactive discussion round. What lesson can I learn from it? من امروز در یک دور بحث تعاملی برای کار MNC رد شدم. چه درسهایی می توانم بگیرم؟ qqp_train_en_fa What is grit? عزم و اراده چیست؟ qqp_train_en_fa What is the location of Palawan, and how does this Island compare to Upolu? محل Palawan کجاست و چگونه این جزیره با Upolu مقایسه می شود؟ qqp_train_en_fa Can you TRANSLATE these to English language? آیا می توانید این موارد را به زبان انگلیسی ترجمه کنید؟ qqp_train_en_fa Does a RainTPL syntax extension for Sublime Text exist? Where can I download it? آیا افزونه ای RainTPL برای Sublime Text وجود دارد؟ از کجا می توانم آن را دانلود کنم؟ qqp_train_en_fa Is there a correlation between Trump supporters and IQ? آیا بین هواداران ترامپ و ضریب هوشی ارتباطی وجود دارد؟ qqp_train_en_fa What are the top 10 general knowledge-based apps on Android? ۱۰ برنامه برتر مبتنی بر دانش عمومی در اندروید چیست؟ qqp_train_en_fa Why one shouldn’t watch movies? چرا نباید فیلم تماشا کرد؟ qqp_train_en_fa If a girl looks at you, what does it mean? اگر دختری به شما نگاه کند ، چه معنی دارد؟ qqp_train_en_fa How do I insert data in database using angularjs? چگونه می توانم داده ها را با استفاده از angularjs در پایگاه داده وارد کنم؟ qqp_train_en_fa How do you convince a conservative Muslim family to allow an inter-religion marriage with a Hindu? چگونه یک خانواده مسلمان محافظه کار را متقاعد می کنید که اجازه ازدواج بین مذهبی با یک فرد هندو را بدهند؟ qqp_train_en_fa What is difference between statutory and non statutory body? چه تفاوتی بین نهاد قانونی و غیر قانونی وجود دارد؟ qqp_train_en_fa What is the most evil country in the world stage, not because of its reputation, but because of its actions? بدترین کشور در جهانی، نه به دلیل شهرتش، بلکه به دلیل اعمالش چیست؟ qqp_train_en_fa Can eating only fruit for dinner lead to weight loss? آیا خوردن فقط میوه برای شام می تواند منجر به کاهش وزن شود؟ qqp_train_en_fa What are the best sites to download anime? بهترین سایتها برای بارگیری انیمه کدامند؟ qqp_train_en_fa What are some ways of doing a homemade Valium? راه های انجام یک Valium خانگی چیست؟ qqp_train_en_fa What are the best short term courses in financial markets after graduation in economics? بهترین دوره های کوتاه مدت در بازارهای مالی بعد از فارغ التحصیلی در اقتصاد کدام است؟ qqp_train_en_fa Presently (2015) how many articles, parts and schedules are there in the Indian Constitution? در حال حاضر (۲۰۱۵) چه تعداد ماده، بخش و برنامه در قانون اساسی هند وجود دارد؟ qqp_train_en_fa What makes Axl Rose's voice unique? چه چیزی صدای Axl Rose را بی نظیر می کند؟ qqp_train_en_fa What are some of the best coworking spaces in singapore? برخی از بهترین فضاهای همکاری در سنگاپور کدام هستند؟ qqp_train_en_fa What is your investment checklist before you sell a stock? لیست چک سرمایه گذاری شما قبل از فروش سهام چیست؟ qqp_train_en_fa What is a spiritual way of life? روش زندگی معنوی چیست؟ qqp_train_en_fa Why don't I get the new user interface on Quora? چرا رابط کاربری جدید را در Quora دریافت نمی کنم؟ qqp_train_en_fa What is the difference between fact and opinion? تفاوت بین واقعیت و نظر چیست؟ qqp_train_en_fa Should I give my JEE Main exam offline or online? آیا باید امتحان JEE Main خود را بصورت آفلاین ارائه دهم یا آنلاین؟ qqp_train_en_fa How can I continue to improve my English? چگونه می توانم به بهبود زبان انگلیسی خود ادامه دهم؟ qqp_train_en_fa How do I lose 25 kg by exercise? چگونه با ورزش ۲۵ کیلوگرم وزن کم کنم؟ qqp_train_en_fa Is Dangal the best movie of Aamir Khan? آیا دانگل بهترین فیلم امیرخان است؟ qqp_train_en_fa What is the proof of purgatory from the bible? اثبات طهارت در کتاب مقدس چیست؟ qqp_train_en_fa How do I prepare for SSC CHSL? چگونه می توانم برای SSC CHSL آماده شوم؟ qqp_train_en_fa What are some good places to visit on the route from Hyderabad and Tirupati? مکانهای مناسبی برای بازدید در مسیر حیدرآباد و تیروپاتی چیست؟ qqp_train_en_fa can I ship items direct to FBA from paksitan? آیا می توانم مواردی را از پاکستان به طور مستقیم به FBA ارسال کنم؟ qqp_train_en_fa How do I write my first research paper? چگونه می توانم اولین مقاله پژوهشی خود را بنویسم؟ qqp_train_en_fa How does one avoid existential depression? چگونه می توان از افسردگی وجودی جلوگیری کرد؟ qqp_train_en_fa How can you determine the Lewis dot structure for sulfur trioxide? چگونه می توانید ساختار لوئیس نقطه را برای تری اکسید گوگرد تعیین کنید؟ qqp_train_en_fa How can I upload my profile picture in Quora? چگونه می توانم عکس پروفایل خود را در Quora بارگذاری کنم؟ qqp_train_en_fa Is there any relevance for morality in the modern world? آیا در دنیای مدرن جایی برای اخلاق وجود دارد؟ qqp_train_en_fa Is shipping business profitable? آیا تجارت حمل و نقل سودآور است؟ qqp_train_en_fa Should I date as a freshman in high school? به عنوان یک دانش آموز سال اول دبیرستان آیا می توانم به دنبال دوستیابی عشقی باشم؟ qqp_train_en_fa Is it too late to do something with my life? آیا برای کاری کردن برای زندگی من خیلی دیر شده است؟ qqp_train_en_fa I am getting fat on my lower body and on the chest, is there any way I can get fit without looking skinny fat? من در قسمت تحتانی بدن و سینه خود چربی اضافه می کنم، آیا راهی وجود دارد که بدون اینکه استخوانی دیده شوم چربی بدنم را بصورت متناسبی داشته باشم؟ qqp_train_en_fa What are the "must have" dishes in your city? غذاهایی که باید حتما امتحان کرد در شهر شما چیست؟ qqp_train_en_fa What is the most awkward moment with brother? عجیب ترین لحظه با برادر چیست؟ qqp_train_en_fa Is trump playing to lose? آیا بازی ترامپ برای باختن است؟ qqp_train_en_fa How was Chinese and Japanese look before the nuclear attack? نگاه چینی ها و ژاپنی ها قبل از حمله هسته ای چگونه بود؟ qqp_train_en_fa How people on Quora have so many followers and I don't have any followers? چگونه افراد Quora اینقدر پیروان دارند و من هیچ پیروانی ندارم؟ qqp_train_en_fa What are the advantages of a wireless laptop adapter? مزایای استفاده از آداپتور بی سیم لپ تاپ چیست؟ qqp_train_en_fa What are the best ways to wash a baseball cap? بهترین راهها برای شستن کلاه بیس بال چیست؟ qqp_train_en_fa What was first word spoken by human? کلمه اول که توسط انسان گفته شد چیست؟ qqp_train_en_fa I always ask friends to hang out, but no one ever asks me. Why is that? من همیشه از دوستان می خواهم که با من زمان سپری کنند، اما هیچ کس از من نمی خواهد. چرا؟ qqp_train_en_fa What are the 3 types of NoSql databases? ۳ نوع بانک اطلاعاتی NoSql چیست؟ qqp_train_en_fa Why is my VTech phone beeping? چرا تلفن VTech من در حال بوق زدن است؟ qqp_train_en_fa What is a perfect business to invest 10 lakhs in India? تجارت مناسب برای سرمایه گذاری 10 lakhs در هند چیست؟ qqp_train_en_fa Why do European martial arts seem to be more homogenous than Asian martial arts? چرا به نظر می رسد هنرهای رزمی اروپا از هنرهای رزمی آسیا یکدست تر است؟ qqp_train_en_fa What are some determinants of a demanding market? برخی از عوامل تعیین کننده میزان تقاضا در بازار چیست؟ qqp_train_en_fa How do you get over a writers block? چگونه می توانید از انسداد نویسنده عبور کنید؟ qqp_train_en_fa Where can I find a site of ghostwriting gigs that pay well? از کجا می توانم سایتی از نغمه های Ghostwriting را پیدا کنم که هزینه خوبی را پرداخت کند؟ qqp_train_en_fa How can I get over my addiction? چگونه می توانم اعتیاد خودم را کنار بگذارم؟ qqp_train_en_fa Can I travel internationally if I have a class A misdemeanor for drug paraphernalia on school grounds? آیا در صورت داشتن تخلف صنفی A به خاطر حمل وسایل مواد مخدر در محوطه مدرسه می توانم در سطح بین المللی مسافرت کنم؟ qqp_train_en_fa Why are people so obsessed with having a girlfriend/boyfriend? چرا مردم اینقدر خواهان داشتن دوست دختر/دوست پسر هستند؟ qqp_train_en_fa What exactly does the Fermi level mean in semiconductors and why is the Fermi level said to be close to the valence band in p-type semiconductors? سطح Fermi به طور دقیق در نیمه هادی ها به چه معنی است و چرا گفته می شود که سطح فرمی در نیمه هادی های نوع p نزدیک به باند Valence است؟ qqp_train_en_fa Is calcium a liquid? آیا کلسیم مایع است؟ qqp_train_en_fa How do you write an Air Force LOR rebuttal letter? چگونه می توان نامه عملکرد متقابل برای نیروی هوایی LOR را نوست؟ qqp_train_en_fa Which is your favorite Indian (Girl/Boy) name? Why? نام هندی مورد علاقه شما (دختر / پسر) چیست؟ چرا؟ qqp_train_en_fa Travel Startups and Companies: What is the difference between TripCase, TripIt and WorldMate? استارتاپ ها و شرکت های مسافرتی: تفاوت بین TripCase ، TripIt و WorldMate در چیست؟ qqp_train_en_fa Can direct trauma at the breast leads brain clot? آیا تروما مستقیم در پستان می تواند موجب لخته مغزی شود؟ qqp_train_en_fa If I use a VPN while downloading torrents will I get caught? اگر در هنگام بارگیری تورنت از VPN استفاده کنم ، گرفتار می شوم؟ qqp_train_en_fa How is the word 'audible' used in a sentence? چگونه کلمه "شنیدنی" در یک جمله استفاده می شود؟ qqp_train_en_fa Why is medical treatment costly in India? چرا درمان پزشکی در هند پرهزینه است؟ qqp_train_en_fa How do I solve 1/6^0.4 without the use of calculator? چگونه می توان ۱/۶ ^ ۰.۴ را بدون استفاده از ماشین حساب حل کرد؟ qqp_train_en_fa What career should I go into with a degree in international relations? با داشتن مدرکی در روابط بین الملل ، چه حرفه ای را باید طی کنم؟ qqp_train_en_fa In Windows 10, how do you change file association back to unknown program? در ویندوز ۱۰ ، چگونه پیوند فایل را به برنامه ناشناخته تغییر می دهید؟ qqp_train_en_fa How do I place my first question on Quora? چگونه می توانم اولین سؤال خود را بر روی Quora قرار دهم؟ qqp_train_en_fa Quora: What has a higher chance of lasting into the 2030s-2040s: Quora or Buzzfeed? Quora: چه چیزی شانس بالاتری برای ماندگاری در دهه های ۲۰۳۰ - ۲۰۴۰ دارد: Quora یا Buzzfeed؟ qqp_train_en_fa I have had oral sex only and I'm past my period due date. What could have possibly happened? من فقط رابطه جنسی دهانی داشته ام و از تاریخ مقرر خود گذشتم. چه اتفاقی افتاده است؟ qqp_train_en_fa What's the easiest way to make money online from India? ساده ترین راه برای کسب درآمد آنلاین از هند چیست؟ qqp_train_en_fa What are major and defining characteristics of Americans? خصوصیات اصلی و تعیین کننده آمریکایی ها چیست؟ qqp_train_en_fa What are the benefits of getting married? فواید ازدواج چیست؟ qqp_train_en_fa Why do some writers get upset when people spell "you" as "u"? چرا بعضی از نویسندگان ناراحت می شوند وقتی مردم «you» را «u» می نویسند؟ qqp_train_en_fa Do you think scrapping of 500 and 1000 rupee denominations is going to eradicate corruption? آیا فکر می کنید ضرب و شتم فرقه ۵۰۰ و ۱۰۰۰ روپیه برای از بین بردن فساد است؟ qqp_train_en_fa What are the best smooth jazz songs ever? بهترین آهنگ های جاز آرام تاکنون کدامند؟ qqp_train_en_fa How effective is the AYUSH systems of medicines? Is it scientifically verified and proven? سیستمهای دارویی AYUSH چه میزان مؤثر است؟ آیا از نظر علمی تأیید و اثبات شده است؟ qqp_train_en_fa Why does a current carrying conductor produce a magnetic field around it? چرا یک هادی حامل یک میدان مغناطیسی در اطراف آن تولید می کند؟ qqp_train_en_fa How can I convert a PDF to an INDD file to edit in InDesign? چگونه می توانم PDF را به یک پرونده INDD تبدیل کنم تا در InDesign ویرایش شود؟ qqp_train_en_fa Why does a dead body float in water? چرا یک جسد مرده در آب شناور می شود؟ qqp_train_en_fa What is the nicest thing that anyone has done for you? خوب ترین کاری که کسی برای شما انجام داده چیست؟ qqp_train_en_fa What books on Riemannian geometry give a strong geometric intuition, are suitable for physicists and have applications to General Relativity? چه کتابهایی در مورد هندسه ریمانی یک شهود هندسی قوی دارند ، برای فیزیکدانان مناسب هستند و کاربرد هایی برای نسبیت عام دارند؟ qqp_train_en_fa Why do colleges change to university? چرا کالج ها به دانشگاه تغییر می کنند؟ qqp_train_en_fa What is Adam's clasp? What are its uses? قلاب آدم چیست؟ کاربردهای آن چیست؟ qqp_train_en_fa Why don't people just shoot Captain America below the shield? چرا مردم به Capitan America زیر سپر شلیک نمی کنند؟ qqp_train_en_fa How do I tighten my loose vagina? چگونه واژن گشاد خود را تنگ کنم؟ qqp_train_en_fa What is the scariest paranormal experience you've ever had? تجربه ترسناک ماوراء الطبیعه که تا به حال داشته اید چیست؟ qqp_train_en_fa What do you think about Barack Obama? نظر شما در مورد باراک اوباما چیست؟ qqp_train_en_fa Why do we float on water? چرا روی آب شناور می شویم؟ qqp_train_en_fa Where can I buy a tank of pure nitrogen gas? از کجا می توانم مخزن گاز خالص نیتروژن را خریداری کنم؟ qqp_train_en_fa Why should I choose BSD over Linux for my laptop/desktop machine? چرا باید BSD را نسبت به لینوکس برای دستگاه لپ تاپ / دسک تاپ خود انتخاب کنم؟ qqp_train_en_fa In what year will we see successful in-space refueling or repair of a large satellite by a small satellite? در چه سالی شاهد موفقیت آمیز سوخت گیری در فضا یا تعمیر یک ماهواره بزرگ توسط یک ماهواره کوچک خواهیم بود؟ qqp_train_en_fa What are some good "Black Lives Matter" slogan parodies? شعارهای پارادایم خوب "زندگی سیاه ها ارزش دارد" چیست؟ qqp_train_en_fa What is the value of human life? ارزش زندگی انسان چیست؟ qqp_train_en_fa How do I learn to ride a bike as an adult? چگونه یاد بگیرم که به عنوان یک بزرگسال دوچرخه سواری کنم؟ qqp_train_en_fa How can one enter into universities of Germany? چگونه می توان وارد دانشگاه های آلمان شد؟ qqp_train_en_fa When something is conjured in the Harry Potter universe, is that item simply transported, or actually conjured? وقتی چیزی در عالم هری پاتر ایجاد می شود ، آیا آن کالا حمل می شود یا در واقع جادو میشود؟ qqp_train_en_fa Is using an iPhone with or without a case better? آیا استفاده از آیفون با یا بدون قاب بهتر است؟ qqp_train_en_fa Why do we use long transmission line for longer than 240 km? چرا ما از خط انتقال طولانی بیش از ۲۴۰ کیلومتر استفاده می کنیم؟ qqp_train_en_fa How do I change the date of birth on my birth certificate? چگونه می توانم تاریخ تولد را در شناسنامه خود تغییر دهم؟ qqp_train_en_fa What is the difference between ramen and pho? تفاوت بین ramen و pho در چیست؟ qqp_train_en_fa How do men last longer in bed? چگونه مردان در رختخواب طولانی تر می شوند؟ qqp_train_en_fa How can we eradicate corruption? چگونه می توان فساد را ریشه کن کرد؟ qqp_train_en_fa What exactly are the Illuminati? Illuminati دقیقاً چیست؟ qqp_train_en_fa How can you lose weight quickly? چگونه می توانید به سرعت وزن خود را کاهش دهید؟ qqp_train_en_fa What are good performance metrics on a gym rowing machine? معیارهای عملکرد خوب در دستگاه قایقرانی ورزشی چیست؟ qqp_train_en_fa What will the people who have Black Money in Swiss Bank do after the demonetisation of ₹1000 & ₹500 note? افرادی که پول سیاه در بانک سوئیس دارند پس از بی اعتبار شدن ۱۰۰۰ روپیه ای و ۵۰۰ روپیه ای، چه می کنند؟ qqp_train_en_fa Two trained 6ft fighters . One 170 pounds and the other 200 pounds . Will the heavier fighter come out on top? Why? دو جنگجوی 6ft آموزش دیده. یکی ۱۷۰ پوند و دیگری ۲۰۰ پوند. آیا جنگنده سنگین تر بهتر ظاهر خواهد شد؟ چرا؟ qqp_train_en_fa Were the accusations against Pablo Escobar ever proved? آیا تاکنون اتهامات علیه پابلو اسکوبار اثبات شده است؟ qqp_train_en_fa Which are the best colleges for electronics and instrumentation engineers if you want to study abroad? اگر می خواهید در خارج از کشور تحصیل کنید بهترین کالج های مهندس الکترونیک و ابزار دقیق کدام هستند؟ qqp_train_en_fa How can I see someone's private instagram account? چگونه می توانم یک حساب خصوصی اینستاگرام شخصی را ببینم؟ qqp_train_en_fa Can anybody get creative ideas for writing and composing music? And if so, how? آیا کسی می تواند برای نوشتن و آهنگسازی موسیقی ایده های خلاقانه ای کسب کند؟ و اگر چنین است ، چگونه؟ qqp_train_en_fa What is a Gauchais Reaction? واکنش گواچایی چیست؟ qqp_train_en_fa What the best science documentaries? بهترین مستندهای علمی کدامند؟ qqp_train_en_fa What is the best photo you have taken with your cell phone? بهترین عکسی که با تلفن همراه خود گرفته اید کدام است؟ qqp_train_en_fa What are some of the worst things about Yale that they don't tell you on the tour? برخی از بدترین چیزها در مورد Yale چیست که آنها در تور به شما نمی گویند؟ qqp_train_en_fa Can you grow a tree in zero gravity? آیا می توان در گرانش صفر درخت پرورش داد؟ qqp_train_en_fa Why is the government taking defence steps as political propaganda? چرا دولت گام های دفاعی را به عنوان تبلیغات سیاسی بر می دارد؟ qqp_train_en_fa Is Deadpool overrated? آیا به Deadpool زیاد اهمیت داده شد است؟ qqp_train_en_fa I am 19 years old and want to quit B.tech (Chem Engg) from SRM KTR. Am I doing the right thing? من ۱۹ ساله هستم و می خواهم کارشناسی فناوری (مهندسی شیمی) را از SRM KTR کنار بگذارم. آیا من کار درست را انجام می دهم؟ qqp_train_en_fa Do animals know that they are alive? آیا حیوانات می دانند که آنها زنده هستند؟ qqp_train_en_fa Where can I learn to become a professional full stack Javascript Developer? از کجا می توانم یاد بگیرم که به یک برنامه نویس حرفه ای Javascript تبدیل شوم؟ qqp_train_en_fa You are president of the United States. What will you do in the 4 or 8 years of your presidency? شما رئیس جمهور ایالات متحده هستید. در ۴ یا ۸ سال ریاست جمهوری خود چه می کنید؟ qqp_train_en_fa How should I get a grip on myself? چگونه خودم را کنترل کنم؟ qqp_train_en_fa Can white hair turn into black hair? آیا موهای سفید می توانند به موهای سیاه تبدیل شوند؟ qqp_train_en_fa How do I prepare for Gate 2019 ECE? چگونه می توانم برای Gate ۲۰۱۹ ECE آماده شوم؟ qqp_train_en_fa Why do people use Quora instead of Google to find answers to questions? چرا مردم از Quora به جای Google برای یافتن پاسخ سوالات استفاده می کنند؟ qqp_train_en_fa How good is computer science at VIT? علم کامپیوتر در VIT چقدر خوب است؟ qqp_train_en_fa Which anti virus software Should I install in my PC? کدام نرم افزار ضد ویروس را باید در رایانه شخصی خود نصب کنم؟ qqp_train_en_fa Is FMS Delhi a good option for a MBA executive program? آیا FMS Delhi گزینه خوبی برای یک برنامه اجرایی MBA است؟ qqp_train_en_fa What are the benefits of social media integration? مزایای ادغام رسانه های اجتماعی چیست؟ qqp_train_en_fa What are some tips on making it through the job interview process at Access National? نکاتی برای قبول شدن در مصاحبه شغلی Access National چیست؟ qqp_train_en_fa Where can I get sparkling and well maintained cleaning service in Sydney? از کجا می توانم سرویس تمیزکننده و درخشان در سیدنی را دریافت کنم؟ qqp_train_en_fa What is the experiences in ips training? در آموزش ips چه تجربیاتی وجود دارد؟ qqp_train_en_fa What are micronutrients and macronutrients? How do you distinguish the difference between micronutrients and macronutrients? ریز مغذی ها و کلان مغذی ها چه هستند؟ تفاوت بین ریز مغذی ها و کلان مغذی ها را چگونه تشخیص می دهید؟ qqp_train_en_fa Can i use mods in ps2 games like Gta San Andreass and others ? آیا می توانم در بازیهای ps۲ مانند Gta San Andreass و دیگران از ماد استفاده کنم؟ qqp_train_en_fa Rajya Sabha Television: What does banging benches in parliament mean, acceptance or dissent? تلويزيون راجا صبا: ضربه زدن به نیمکت های مجلس به چه معنیست: پذیرش یا مخالفت؟ qqp_train_en_fa Which is correct: "bare in mind" or "bear in mind"? کدام یک صحیح است:در ذهن برهنه یا توجه داشته باشید qqp_train_en_fa What are the lists of Indian colleges/ universities offering MBA in biotechnology through distance learning? لیست کالج ها و دانشگاه های هند که MBA را در بیوتکنولوژی از طریق یادگیری از راه دور ارائه می دهند چیست؟ qqp_train_en_fa How do I get into NYU journalism? چگونه می توانم وارد رشته روزنامه نگاری NYU شوم؟ qqp_train_en_fa Theism: What is the most convincing argument to become a theist? الهیات: متقاعد کننده ترین استدلال برای تبدیل شدن به یک نظریه پرداز چیست؟ qqp_train_en_fa How do reversing entries simplify record keeping? What is it used for? چگونه معکوس کردن مدخل ها ، حفظ سوابق را ساده می کند؟ آن برای چه کاری استفاده می شود؟ qqp_train_en_fa How do I become a trending topic on Twitter? چگونه می توانم در یک توییتر به یک موضوع پرطرفدار تبدیل شوم؟ qqp_train_en_fa My penis foreskin is not retractable. Only the cut and a small area of dick head is visible when it is erect. Is it going to be a problem? What can I do about it? آلت تناسلی من قابل جمع شدن نیست. فقط برش و یک ناحیه کوچک از سر دیک در هنگام درست دیده می شود. آیا مشکلی پیش خواهد آمد؟ در مورد آن چه کاری می توانم انجام دهم؟ qqp_train_en_fa How does it feel not to love someone knowing that they truly love you? چه احساسی دارد که کسی را دوست نداشته باشید و بدانید که این کس واقعاً شما را دوست دارد؟ qqp_train_en_fa How do smart and successful people control their emotions? افراد باهوش و موفق چگونه احساسات خود را کنترل می کنند؟ qqp_train_en_fa What is the scope for a food technologist in India? دامنه یک تکنسین غذایی در هند چقدر است؟ qqp_train_en_fa Can I.Q. be improved? آیا ضریب هوشی می تواند بهبود یابد؟ qqp_train_en_fa Which is the best Nuru massage parlour in Bangkok? بهترین سالن ماساژ نورو در بانکوک کدام است؟ qqp_train_en_fa What do people in India think of the Cauvery river water dispute? مردم هند در مورد اختلاف آب رودخانه کاووری چه فکری می کنند؟ qqp_train_en_fa What is the advantage of demonetization of Indian currency? مزیت ارزش زدایی پول هندی چیست؟ qqp_train_en_fa Will Hillary Clinton run for president again? آیا هیلاری کلینتون دوباره برای رئیس جمهور نامزد خواهد شد؟ qqp_train_en_fa How can you order Herbalife online? چگونه می توانید Herbife را بصورت آنلاین سفارش دهید؟ qqp_train_en_fa What is the best site to download films? بهترین سایت برای دانلود فیلم چیست؟ qqp_train_en_fa What are the trends in mobile technology of 2016? روند تکنولوژی موبایل سال ۲۰۱۶ چیست؟ qqp_train_en_fa Would there be life on the Earth without the moon? آیا بدون ماه زندگی روی زمین وجود خواهد داشت؟ qqp_train_en_fa Have you seen your mother naked? آیا مادرت را برهنه دیده ای؟ qqp_train_en_fa How many software engineers at Google are able to write a balanced binary search tree in a Google Docs in the phone screen? چند مهندس نرم افزار در Google قادر به نوشتن یک درخت جستجوی باینری متعادل در Google Docs در صفحه تلفن هستند؟ qqp_train_en_fa Would you invite me to your respective country's for me to talk about my inner peace and enlightenment and how I achieved this? آیا من را به کشور خود دعوت می کنی تا در مورد صلح و روشنگری درونی من و چگونگی دستیابی به این هدف صحبت کنم؟ qqp_train_en_fa What type of programming languages should I learn to be a successful web developer? چه نوع از زبان های برنامه نویسی را باید یاد بگیرم که یک توسعه دهنده وب موفق باشم؟ qqp_train_en_fa How many characters or people are mentioned in the Bible? در کتاب مقدس چند شخصیت یا آدم ذکر شده اند؟ qqp_train_en_fa Does "Delivered" in iMessage mean that the message was received by the phone, or read by the user? آیا "تحویل" در iMessage به این معنی است که پیام از طریق تلفن دریافت شده است ، یا توسط کاربر خوانده شده است؟ qqp_train_en_fa What are the top 10 TV series one should genuinely watch? ۱۰ سریال برتر تلویزیونی که واقعاً باید تماشا کنم کدام هستند؟ qqp_train_en_fa Why do North Kerala people prefer to eat leghorn chicken, that is used only for egg-laying purposes else where? چرا مردم North Kerala ترجیح می دهند مرغ leghorn بخورند ، که فقط برای اهداف تخم گذاری در جاهای دیگر استفاده می شود؟ qqp_train_en_fa Should I learn Romanian as a second language? آیا باید رومانیایی را به عنوان زبان دوم یاد بگیرم؟ qqp_train_en_fa Who is the best-looking woman from your country? بهترین زن خوش چهره کشور شما کیست؟ qqp_train_en_fa Which Jamboree coaching centre is best in Delhi? کدام مرکز مربیگری جامبوره در دهلی بهترین است؟ qqp_train_en_fa Who joined the Korean war? چه کسی به جنگ کره پیوست؟ qqp_train_en_fa Is eating bread good for health? آیا خوردن نان برای سلامتی مفید است؟ qqp_train_en_fa How do I control my horny emotions? چگونه احساسات جنسی خود را کنترل کنم؟ qqp_train_en_fa Why am I getting wrong answer on SPOJ GSS1? چرا در مورد SPOJ GSS1 جواب اشتباه می گیرم؟ qqp_train_en_fa How do I merge Informatica Code? چگونه می توانم کد Informatica را ادغام کنم؟ qqp_train_en_fa Breastfeeding: Why do prominent blue veins appear on the breasts of lactating women? شیردهی: چرا رگ های برجسته آبی روی سینه زنان شیرده ظاهر می شود؟ qqp_train_en_fa Where does the word "suicide" come from? كلمه خودكشی از كجا آمده است؟ qqp_train_en_fa Can women reach an orgasm from anal sex? آیا زنان از رابطه جنسی مقعد می توانند به ارگاسم برسند؟ qqp_train_en_fa Why do girls date abusive jerks? چرا دختران با آدم های احمق سوء استفادگر قرار میگذارند؟ qqp_train_en_fa How is being gay or lesbian less moral than divorce? چگونه همجنسگرا بودن یا لزبین اخلاقی تر از طلاق است؟ qqp_train_en_fa Why are skateboard wheels so small? چرا چرخ های اسکیت بورد اینقدر کوچک هستند؟ qqp_train_en_fa Who will win the 25th match between Australia and Bangladesh in the 2016 Kabaddi World Cup? چه کسی در بیست و پنجمین مسابقه بین استرالیا و بنگلادش در جام جهانی ۲۰۱۶ کبوددی پیروز خواهد شد؟ qqp_train_en_fa How do I really make money online? چگونه می توانم به صورت آنلاین درآمد کسب کنم؟ qqp_train_en_fa How can I clear GATE 2017 (CE) in 3 months? چگونه می توانم GATE ۲۰۱۷ (CE) را ظرف ۳ ماه پاس کنم؟ qqp_train_en_fa How do I stop falling in love too fast? چگونه می توانم خیلی سریع عاشق نشوم؟ qqp_train_en_fa How can I tell when someone unfollows me on Instagram? چطور می توانم وقتی کسی در من اینستاگرام دیگر دنبال نمی کند ، بفهمم؟ qqp_train_en_fa Why MS Dhoni leave captaincy of ODI & T-20? چرا MS Dhoni کاپیتان ODI & T-۲۰ را ترک می کند؟ qqp_train_en_fa I got an internship at IBM. Will this help me get an internship/job with Shopify? I really want to work there. من یک فرصت کارورزی در IBM بدست آورده ام. آیا این امر به من کمک می کند تا با Shopify کارآموزی / شغل دریافت کنم؟ من واقعاً می خواهم آنجا کار کنم. qqp_train_en_fa What technologies are required to develop a flipboard like product? چه فناوری هایی برای توسعه یک برنامه مانند Flipboard نیاز هست؟ qqp_train_en_fa Which business is good start up in Hyderabad? چه شغلی خوب است که در حیدرآباد راه اندازی شده است؟ qqp_train_en_fa What is it like to work at Imgur? کار در Imgur چگونه است؟ qqp_train_en_fa Who are the people with the most followers on Quora? چه کسانی هستند که بیشترین دنبال کننده Quora را دارند؟ qqp_train_en_fa What is the first process in a divorce? اولین فدم در روند طلاق چیست؟ qqp_train_en_fa Which university is best in Germany for doing MS in Computer Science? کدام دانشگاه برای انجام کارشناسی ارشد رشته کامپیوتر در آلمان بهترین است؟ qqp_train_en_fa What color goes well with cobalt blue? چه رنگهایی به کبالت آبی رنگ می آیند؟ qqp_train_en_fa Why is the year only 2015 when the universe is billions of years old? چرا سال فقط سال ۲۰۱۵ است در حالی که جهان میلیاردها سال قدمت دارد؟ qqp_train_en_fa What camera should I buy as a beginner videographer? من به عنوان یک فیلمبردار مبتدی ، باید از چه دوربین خریداری کنم؟ qqp_train_en_fa I forgot to cancel my Tatkal waiting list ticket. Will I get a refund? If it is, when will I get it? من فراموش کردم بلیط لیست انتظار Tatkal را کنسل کنم. آیا بازپرداخت می گیرم؟ اگر اینطور باشد ، چه زمانی من آن را دریافت خواهم کرد؟ qqp_train_en_fa Could England leave the United Kingdom? And if so, what would happen to Wales, Northern Ireland and Scotland? آیا انگلیس می تواند انگلستان را ترک کند؟ و اگر چنین است ، برای ولز ، ایرلند شمالی و اسکاتلند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ qqp_train_en_fa What are some examples of cardiac muscles? نمونه هایی از ماهیچه های قلبی چیست؟ qqp_train_en_fa What are the pros and cons of owning an EV (electric vehicle) in Honolulu? جوانب مثبت و منفی داشتن یک EV (وسیله نقلیه الکتریکی) در هونولولو چیست؟ qqp_train_en_fa What is the best mobile CPA affiliate network? How about YeahMobi? بهترین شبکه همراه CPA چیست؟ YeahMobi چطور؟ qqp_train_en_fa What are some of the common mistakes made by candidates in IIT-JEE entrance exams? برخی از اشتباهات متداول انجام شده توسط داوطلبان در آزمون ورودی IIT-JEE چیست؟ qqp_train_en_fa How do I lose fat from my legs? چگونه چربی پاهای خود را کاهش دهم؟ qqp_train_en_fa How long would I have to walk to lose 1kg per week with no other exercise? چه مدت باید پیاده روی کنم تا ۱ کیلوگرم در هفته از دست بدهم و ورزش دیگری نداشته باشم؟ qqp_train_en_fa Why did Trump win the Presidency? چرا ترامپ برنده ریاست جمهوری شد؟ qqp_train_en_fa Which countries in Asia receive the most snowfall? کدام کشورها در آسیا بیشترین بارش برف را دارند؟ qqp_train_en_fa What are some things that a teenager needs to know about life? مواردی که یک نوجوان باید درباره زندگی از آن آگاهی داشته باشد چیست؟ qqp_train_en_fa What is the age when a person should ideally retire? چه سنی شخص باید به طور ایده آل بازنشسته شود؟ qqp_train_en_fa What kind of projects should I push to GitHub? چه نوع پروژه هایی را باید به GitHub سوق دهم؟ qqp_train_en_fa What are some of your favorite Christmas traditions you've started with your family? برخی از سنت های مورد علاقه کریسمس شما که با خانواده خود شروع کرده اید چه هستند؟ qqp_train_en_fa What do Indian people think about Nepal? مردم هند درباره نپال چه فکری می کنند؟ qqp_train_en_fa How far can a person walk in a day? تا چه اندازه فرد می تواند در یک روز قدم بزند؟ qqp_train_en_fa What is the best teacher student story you know? بهترین داستان دانش آموز معلم که می شناسید چیست؟ qqp_train_en_fa What is the average IQ of a human? ضریب هوشی متوسط یک انسان چقدر است؟ qqp_train_en_fa How can I make an extra $1000 a month? چگونه می توانم مبلغ ۱۰۰۰ دلار اضافی در ماه درآمد کسب کنم؟ qqp_train_en_fa Is this a German Shepherd dog? آیا این یک سگ German Shepherd است؟ qqp_train_en_fa Where can I donate my organs? از کجا می توانم اعضای بدن خود را اهدا کنم؟ qqp_train_en_fa Which is the best way to pass the 74-322 exam? بهترین روش برای قبولی در امتحان ۷۴-۳۲۲ چیست؟ qqp_train_en_fa How do I sign out of auora? چگونه می توانم از خارج از Quora خارج شوم؟ qqp_train_en_fa What's the best way to learn how to sing? بهترین راه یادگیری آواز خواندن چیست؟ qqp_train_en_fa How do I make money by doing affiliate marketing? چگونه می توانم با انجام بازاریابی شرکت های اینترنتی درآمد کسب کنم؟ qqp_train_en_fa What are some topics for a modest proposal essay? چند موضوع برای یک مقاله ساده چیست؟ qqp_train_en_fa What is Rhett and Link's net worth? ثروت خالص Rhett and Link چیست؟ qqp_train_en_fa What can I substitute for vegetable oil? چه چیزی می تواند جایگزین روغن نباتی شود؟ qqp_train_en_fa What is your favorite musical instrument and why? ساز موسیقی مورد علاقه شما چیست و چرا؟ qqp_train_en_fa Which searching technique is suitable for an ordered linked list and why? کدام تکنیک جستجو برای لیست پیوندی مرتب شده مناسب است و چرا؟ qqp_train_en_fa What's the definition of 'impotent' and how is it used in a sentence? تعریف «ناتوانی» چیست و چگونه از آن در یک جمله استفاده می شود؟ qqp_train_en_fa Why don't we just quit voting and let president rule be implemented all over India? چرا ما از رأی دادن دست برنمیداریم و اجازه می دهیم که قانون رئیس جمهور در سراسر هند اجرا شود؟ qqp_train_en_fa What are the best ways to solve physics problems? بهترین راه حل مشکلات فیزیک چیست؟ qqp_train_en_fa What's your favorite song right now? آهنگ مورد علاقه شما در حال حاضر چیست؟ qqp_train_en_fa What will be the effect of banning 500 and 1000 Rs notes on real estate sector in India? Can we expect sharp fall in prices in short/long term? تأثیر ممنوعیت یادداشت های ۵۰۰ و ۱۰۰۰ روپیه بر بخش املاک و مستغلات در هند چه خواهد بود؟ آیا می توانیم انتظار کاهش شدید قیمت را در کوتاه مدت و بلند مدت داشته باشیم؟ qqp_train_en_fa What are the keyboard shortcuts? میانبرهای صفحه کلید چیستند؟ qqp_train_en_fa What's the best way to spend a long weekend? بهترین راه برای گذراندن یک آخر هفته طولانی چیست؟ qqp_train_en_fa Does 7-Up really cure the common cold? آیا 7-Up واقعا سرماخوردگی را درمان می کند؟ qqp_train_en_fa When should I start preparing for SSC CGL 2017? چه زمانی باید آماده سازی برای SSC CGL ۲۰۱۷ را شروع کنم؟ qqp_train_en_fa What cheese skins can you eat? چه نوع پوست پنیری می توانید بخورید؟ qqp_train_en_fa What did Steve Jobs study in college before dropping out? قبل از ترک تحصیل استیو جابز در کالج چه رشته ای تحصیل می کرد؟ qqp_train_en_fa I am a doctor.Simultaneously I also want to do law. How should I proceed? من یک پزشک هستم. به طور همزمان می خواهم قانون کار کنم. چگونه باید اقدام کنم؟ qqp_train_en_fa Is platinum highly reactive? آیا پلاتین بسیار واکنش پذیر است؟ qqp_train_en_fa How can I learn programming from scratch? چگونه می توانم برنامه نویسی را از ابتدا یاد بگیرم؟ qqp_train_en_fa How does sex for the first time feel like? رابطه جنسی برای اولین بار چگونه احساسی دارد؟ qqp_train_en_fa What can I do if my puppy seems depressed? اگر توله سگم افسرده به نظر برسد ، چه کاری می توانم انجام دهم؟ qqp_train_en_fa What is Pakistan's equivalent university to IITs? And where do those stand compared to IITs? دانشگاه معادل پاکستان با IIT ها چیست؟ و اینها در مقایسه با IIT ها کجا ایستاده اند؟ qqp_train_en_fa What do you hate on Quora? در Quora از چه چیزی متنفرید؟ qqp_train_en_fa What was your worst experience in China? بدترین تجربه شما در چین چیست؟ qqp_train_en_fa How many Camtasia users are there worldwide? چه تعداد کاربر Camtasia در سراسر جهان وجود دارد؟ qqp_train_en_fa Are Indian Army officers permitted to play combat sports like Boxing, Taekwondo, Wrestling professionally and represent the country internationally? آیا افسران ارتش هند مجاز به انجام ورزش های رزمی مانند بوکس ، تکواندو ، کشتی و حرفه ای هستند و نمایندگی کشور را در سطح بین المللی هستند؟ qqp_train_en_fa Does sharing my location still work if my phone is turned off? آیا اگر تلفن من خاموش باشد ، به اشتراک گذاری مکان من همچنان کار می کند؟ qqp_train_en_fa I'm going to be US President one day. What should I start doing now to achieve this? من یک روز می خواهم رئیس جمهور آمریکا شوم. برای رسیدن به این هدف، اکنون چه کاری را باید شروع کنم؟ qqp_train_en_fa How can I make my first marriage anniversary special and memorable? چگونه می توانم اولین سالگرد ازدواجم را ویژه و به یادماندنی کنم؟ qqp_train_en_fa What is fascism (in simple words but in detail)? فاشیسم (به زبان ساده اما با جزئیات) چیست؟ qqp_train_en_fa How do I reset my gmail password when they are not highlighting my recovery email option? چگونه می توانم گذرواژه gmail خود را مجدداً تنظیم کنید وقتی آنها گزینه ی ایمیل بازیابی من را نشان نمی دهند؟ qqp_train_en_fa How can I earn extra money during my free time? چگونه می توانم در وقت آزاد خود درآمد اضافی کسب کنم؟ qqp_train_en_fa Why have human beings evolved more than any other beings on Earth? چرا بشر بیش از سایر موجودات روی زمین تکامل یافته است؟ qqp_train_en_fa I have an application due very soon and I am working it on it with other students; the other students aren't responding to my emails-what should I do? من بزودی درخواست نامه دارم و به همراه دانشجویان دیگر روی آن کار می کنم. دانش آموزان دیگر به ایمیل های من پاسخ نمی دهند - چه کاری باید انجام دهم؟ qqp_train_en_fa What is the best specialization for ECE students to do an MS? بهترین تخصص برای دانشجویان ECE برای انجام کارشناسی ارشد چیست؟ qqp_train_en_fa Why don't automobile industries introduce a feature that shows amount of fuel added to the vehicle so that petrol pump scams can be ended? چرا صنایع خودروسازی یک ویژگی معرفی نمیکند که میزان سوخت اضافه شده به خودرو را نشان دهد تا کلاهبرداری پمپ بنزین تمام شود؟ qqp_train_en_fa What is the easy way to make money online? راه آسان برای کسب درآمد آنلاین چیست؟ qqp_train_en_fa Which part of the human body would you redesign? کدام قسمت از بدن انسان را مجدداً طراحی می کنید؟ qqp_train_en_fa How do I hide my friend list on Facebook? چگونه لیست دوستانم را در فیس بوک مخفی کنم؟ qqp_train_en_fa What is the best way to unshrink merino wool? بهترین راه برای جدا کردن پشم merino چیست؟ qqp_train_en_fa Does redmi 2 work in the USA? آیا redmi ۲ در ایالات متحده کار می کند؟ qqp_train_en_fa Where can I get nursery and baby prints on cotton fabric in Delhi? از کجا می توانم چاپخانه های کودک و کودک را روی پارچه های نخی در دهلی دریافت کنم؟ qqp_train_en_fa Which has been the biggest political scam in India till date? بزرگترین کلاهبرداری سیاسی در هند تا به امروز چه بوده است؟ qqp_train_en_fa How can you find all of your Gmail accounts? چگونه می توانید همه حساب های Gmail خود را پیدا کنید؟ qqp_train_en_fa What do the breeders represent in Mad Max? پرورش دهندگان در Mad Max نماد چه چیزی هستند؟ qqp_train_en_fa Which aircraft was superior - the Douglas DC8 or the Boeing 707? کدام هواپیما برتر بود - داگلاس DC8 یا بوئینگ ۷۰۷؟ qqp_train_en_fa Robert Frost: Do they train astraunauts of what to do in situations where astraunauts may find themselve alone like in the movie Gravity? رابرت فراست: آیا فضانوردان برای شرایطی آموزش داده می شوند که ممکن مثل فیلم جاذبه به تنهایی در مخمصه گیر کرده باشند؟ qqp_train_en_fa What will be wired broadband plans of Reliance Jio? Will it have FUP? When will it approximately launch? برنامه های باند پهن Reliance Jio چه خواهد بود؟ آیا FUP خواهد داشت؟ چه موقع تقریباً راه اندازی خواهد شد؟ qqp_train_en_fa How can one improve efficiency of bearing? چگونه می توان راندمان بلبرینگ را بهبود بخشید؟ qqp_train_en_fa If you put some bacteria on Mars, can they survive? اگر مقداری باکتری را در مریخ قرار دهید ، آیا می توانند زنده بمانند؟ qqp_train_en_fa Do air-hostesses have sex with passengers in flight? آیا مهمانداران هوایی در پرواز با مسافران رابطه جنسی دارند؟ qqp_train_en_fa What does 'mahol' mean, especially in Nagpur? "mahol" به ویژه در ناگپور به چه معنی است؟ qqp_train_en_fa How do you start a private equity firm? چگونه یک شرکت سرمایه گذاری خصوصی را شروع می کنید؟ qqp_train_en_fa What are the 23 flavors in Dr. Pepper? ۲۳ طعم موجود در Dr. Pepper چیست؟ qqp_train_en_fa Is Quora a parallel universe? آیا Quora یک جهان موازی است؟ qqp_train_en_fa How do we deal with hypocrites? چگونه با منافقین برخورد می کنیم؟ qqp_train_en_fa Why does alkoxide ion acts as a base in alcoholic medium? چرا یون آلكاكسید به عنوان پایه در محیط الكلی عمل می كند؟ qqp_train_en_fa Does laser light have mass? آیا نور لیزر جرم دارد؟ qqp_train_en_fa How can I rate an Uber driver after the ride? چگونه می توانم راننده Uber را بعد از سفر ارزیابی کنم؟ qqp_train_en_fa Who is the most likeable Game of Thrones character? چه کسی دوست داشتنی ترین شخصیت Game of Thrones است؟ qqp_train_en_fa What is the difference between to and for? فرق بین "between to" و "between for" چیست؟ qqp_train_en_fa Who is the best Indian fielder ever? چه کسی بهترین بازیکن حامی هند است؟ qqp_train_en_fa What are two main parts of the skeleton? What are their functions? دو قسمت اصلی اسکلت چیست؟ کارکردهای آنها چیستند؟ qqp_train_en_fa Why do we, as human beings, use water for? چرا ما به عنوان انسان از آب استفاده می کنیم؟ qqp_train_en_fa Gauss Vs. Nikola Tesla Vs. Leonardo Da Vinci Vs. Newton. Who was smarter and why? گاوس در مقابل نیکولا تسلا در مقابل لئوناردو داوینچی در مقابل نیوتن. چه کسی باهوش تر بود و چرا؟ qqp_train_en_fa Which is the best coaching institute for RAS in jaipur? بهترین موسسه مربیگری RAS در جیپور کدام است؟ qqp_train_en_fa How can you make money with Instagram? چگونه می توانید با اینستاگرام درآمد کسب کنید؟ qqp_train_en_fa What are the best books to give as gifts for the holidays in 2016? بهترین کتابهایی که به عنوان هدیه برای تعطیلات سال ۲۰۱۶ اهدا می شوند کدام است؟ qqp_train_en_fa Why did you fail in life? چرا در زندگی شکست خوردید؟ qqp_train_en_fa Why do most websites load slow and some dont even load when using 5ghz wifi? The internet speed is not the problem: چرا در هنگام استفاده از اینترنت وای فای 5ghz اکثر وب سایت ها آهسته بار می شوند و برخی حتی اصلاً لود نمی شوند؟ مشکل از سرعت اینترنت نیست qqp_train_en_fa If Plato and Aristotle were both running for president in America, who do you think would win the general election? Who would you vote for? Why? اگر افلاطون و ارسطو هر دو کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا بودند ، به نظر شما چه کسی در انتخابات عمومی پیروز میشد؟ به کی رای می دادی؟ چرا؟ qqp_train_en_fa Beome billionare i. 23 years? ۲۳ سال دارم. چطور میلیاردر بشم؟ qqp_train_en_fa Why I can not put a profile in twitter list? چرا نمی توانم نمایه ای را در لیست توییتر قرار دهم؟ qqp_train_en_fa What does it mean when you can feel someone's presence? وقتی می توانید حضور کسی را احساس کنید ، چه معنی دارد؟ qqp_train_en_fa What is a good introductory video on computational neuroscience? فیلم مقدماتی خوب درباره علوم اعصاب محاسباتی چیست؟ qqp_train_en_fa Why is Thailand's total fertility rate so low (1.4)? چرا نرخ باروری کل تایلند بسیار پایین است (۱.۴)؟ qqp_train_en_fa Why is the firm's marginal cost curve equal supply curve? چرا منحنی هزینه حاشیه شرکت منحنی عرضه برابر است؟ qqp_train_en_fa Is it necessary to join the coaching academy to get selected in a government college for an MDS? آیا برای انتخاب در یک دانشگاه دولتی برای یک MDS لازم است به آکادمی مربیگری بپیوندید؟ qqp_train_en_fa Are the nude scenes that depict intercourse, really performed as they are shown on TV, like Spartacus, Game of Thrones, etc.? آیا صحنه های برهنه که مقارنه را به تصویر می کشند مثلا در اسپارتاکوس ، بازی تاج و تخت و غیره ، واقعاً همانگونه که در تلویزیون نشان داده می شود انجام شده اند؟ qqp_train_en_fa What if Adam and Eve didn't eat of the tree of good and evil? چه می شد اگر آدم و حوا از درخت خیر و شر استفاده نمیکردند؟ qqp_train_en_fa Is there any football club/team that is labeled 'underdog' and not so famous, yet managed to win the cup/title/league? آیا هیچ باشگاه و تیمی فوتبال وجود دارد که دارای برچسب زیر بنایی باشد و آنقدر مشهور نباشد ، اما هنوز موفق به کسب جام / عنوان / لیگ شده باشد؟ qqp_train_en_fa What is the smartest question besides this question? هوشمندانه ترین سؤال غیر از این سؤال چیست؟ qqp_train_en_fa How can I avoid human verification in 8 ball pool hack? Is it possible? چگونه می توان از تأیید انسان در هک بازی 8 ball pool توپ جلوگیری کرد؟ آیا امکان دارد؟ qqp_train_en_fa In your opinion, what is the difference between style of current BJP & Previous Congress Govt.? به نظر شما ، تفاوت بین سبک BJP فعلی و دولت قبلی کنگره چیست؟ qqp_train_en_fa Which communities and caste groups (apart from Pandits in Kashmir) are considered to be Saraswat Brahmins? کدام گروه ها و قبیله ها (جدا از Pandits در کشمیر) Saraswat Brahmins محسوب می شوند؟ qqp_train_en_fa What should I do to earn money online? برای کسب درآمد آنلاین چه کاری باید انجام دهم؟ qqp_train_en_fa Who was the weirdest classmate that you’ve ever met? عجیب ترین همکلاسی که تاکنون ملاقات کرده اید کی بود؟ qqp_train_en_fa I am repairing a soft steel chair by arc welding and keep burning holes in the metal, what can I do to make a strong joint? من با جوش قوس الکتریکی صندلی نرم را تعمیر می کنم و سوراخ های سوزاننده فلز را ادامه می دهم ، برای ساخت مفصل محکم چه کاری می توانم انجام دهم؟ qqp_train_en_fa How is vanilla extract made? عصاره وانیل چگونه ساخته می شود؟ qqp_train_en_fa Who are some of the greatest leaders in history? برخی از بزرگترین رهبران تاریخ چه کسانی هستند؟ qqp_train_en_fa Why students don't get a good rank in GATE? What do they do wrong? چرا دانش آموزان در GATE رتبه خوبی کسب نمی کنند؟ چه اشتباهی انجام می دهند؟ qqp_train_en_fa What hotel booking site gets the best deals? کدام سایت رزرو هتل بهترین معاملات را کسب می کند؟ qqp_train_en_fa Question That Contains Assumptions: Why do people think NYC is the greatest city in the world when it's really a rat-infested cesspool of noise and self-serving type A personalities all trying to outwork one another? سؤالی که شامل فرضیات است: چرا مردم فکر می کنند NYC بهترین شهر در جهان است وقتی که واقعاً یک فاضلاب آلوده به موش شلوغ است و شخصیت های خودخواه نوع A است که همه در تلاشند تا از یکدیگر استفاده کنند؟ qqp_train_en_fa How do retailers like Big Bazaar and Spencer's decide the location of there store? چگونه خرده فروشان مانند Big Bazaar و Spencer تصمیم می گیرند که مکان فروشگاهشان را تعیین کنند؟ qqp_train_en_fa Is push up a great chest warmup? آیا حرکت شنا برای گرم کردن سینه خوب است؟ qqp_train_en_fa How do you attract parents of preschool children online? چگونه والدین فرزندان پیش دبستانی را بصورت آنلاین جذب می کنید؟ qqp_train_en_fa Which are the apps which use WebView for their apps in Android? برنامه هایی که از WebView برای برنامه های خود در Android استفاده می کنند کدام هستند؟ qqp_train_en_fa Are Communication Trainers hired in non-corporate sectors? آیا مربیان ارتباطات در بخش های غیر شرکتی استخدام می شوند؟ qqp_train_en_fa What is the easiest way to retain information in our mind? ساده ترین راه برای حفظ اطلاعات در ذهن ما چیست؟ qqp_train_en_fa Do you kiss your children on the lips? آیا فرزندان خود را روی لب میبوسید؟ qqp_train_en_fa Does a laser hair removal gives permanent escape from unwanted hair? آیا لیزر موهای زائد باعث فرار دائمی از موهای ناخواسته می شود؟ qqp_train_en_fa How can I join India's intelligence agency RAW? چگونه می توانم به آژانس اطلاعاتی هند RAW بپیوندم؟ qqp_train_en_fa Where can I find French news shows with English subtitles? از کجا می توانم نمایش های خبری فرانسوی را با زیرنویس انگلیسی پیدا کنم؟ qqp_train_en_fa How do I edit Quora answers? چگونه می توانم پاسخهای Quora را ویرایش کنم؟ qqp_train_en_fa Does sperm count decreases due to masturbation? آیا تعداد اسپرم ها به دلیل استمناء کاهش می یابد؟ qqp_train_en_fa Is it possible to have a cashless economy in a country like India? آیا در کشوری مانند هند می توان اقتصاد بدون پول داشت؟ qqp_train_en_fa Is it advisable to sent your cv to a professor with whom you are trying to make contact for graduate admission? آیا توصیه می شود که رزومه خود را به استادی که با او می خواهید برای پذیرش تحصیلات عالی ارتباط کار کنید، ارسال کنید؟ qqp_train_en_fa Which raw materials are needed for photosynthesis? کدام مواد اولیه برای فتوسنتز مورد نیاز است؟ qqp_train_en_fa What are the best phone gadgets 2016? بهترین وسایل تلفن ۲۰۱۶ چیست؟ qqp_train_en_fa Your girlfriend/wife refused to have an abortion, so you leave and she raises the child. How do you feel about being a deadbeat dad? دوست دختر / همسر شما از سقط جنین خودداری کرد ، بنابراین شما او را ترک می کنید و او کودک را بزرگ می کند. چه احساسی در مورد پدر بیهوده بودن دارید؟ qqp_train_en_fa What are the best online sites to learn computer programming? بهترین سایت های آنلاین برای یادگیری برنامه نویسی رایانه چیست؟ qqp_train_en_fa How many terrorists are there in the world? چه تعداد تروریست در جهان وجود دارد؟ qqp_train_en_fa Who is the most powerful Marvel superhero? چه کسی قدرتمندترین ابرقهرمان مارول است؟ qqp_train_en_fa Why can't we crop (or have) any picture in shapes like circle instead of rectangular frame? چرا نمی توانیم بجای قاب مستطیل شکل، تصویری را به شکل دایره برش دهیم (یا داشته باشیم)؟ qqp_train_en_fa Who do you think is the best politician in history? به نظر شما بهترین سیاستمدار تاریخ چه کسی است؟ qqp_train_en_fa I am very confused about the term income tax, income tax return and income tax slab. What is it? من در مورد اصطلاح مالیات بر درآمد ، بازگشت مالیات بر درآمد و دال مالیات بر درآمد بسیار گیج هستم. این چیست؟ qqp_train_en_fa What are the best books to learn Java? بهترین کتاب ها برای یادگیری جاوا چیست؟ qqp_train_en_fa Is the history determined by the mass's consciousness or unconsciousness? آیا تاریخ با آگاهی توده یا ناآگاهی آنها تعیین می شود؟ qqp_train_en_fa How is Donald Trump in person? دونالد ترامپ به صورت حضوری چگونه است؟ qqp_train_en_fa Who is the most annoying contestant in Bigg Boss 10 and why? چه کسی آزار دهنده ترین مسابقه دهنده در Bigg Boss ۱۰ است و چرا؟ qqp_train_en_fa Which one is grammatically correct, "to whom so ever it may concern" or "whosoever it may concern"? کدام یک از لحاظ گرامری درست است "به افراد و مسوولین مربوطه" یا "هر کس ممکن است مرتبط باشد"؟ qqp_train_en_fa Why is supply-side economics considered Reaganomics? چرا اقتصاد جانب عرضه Reaganomics محسوب می شود؟ qqp_train_en_fa What is the corporate culture like at Apache? How is the culture different than other companies? فرهنگ سازمانی در آپاچی چگونه است؟ فرهنگ این شرکت در مقایسه با سایر شرکت ها چگونه است؟ qqp_train_en_fa Do you consider Edward Snowden a hero for freedom? آیا شما ادوارد اسنودن را قهرمان آزادی می دانید؟ qqp_train_en_fa How does CBSE calculate SA grades for 9th and 10th classes? چگونه CBSE نمرات SA را برای کلاس های ۹ و ۱۰ محاسبه می کند؟ qqp_train_en_fa Has Modiji sealed the fate of Arvind Ji in the upcoming Punjab elections? آیا مودجی سرنوشت آرویند جی را در انتخابات آینده پنجاب بسته است؟ qqp_train_en_fa How do I use bitcoin in Singapore? چگونه می توانم از بیت کوین در سنگاپور استفاده کنم؟ qqp_train_en_fa How do you close a Bank of America account? حساب بانك Bank of America را چگونه می توان بست؟ qqp_train_en_fa Which is the best online shopping websites? بهترین وب سایت های خرید آنلاین کدام است؟ qqp_train_en_fa How do I get to standford with a poor GPA? چگونه می توانم با یک معدل ضعیف به استنفورد بروم؟ qqp_train_en_fa Did this girl take advantage of me at homecoming? آیا این دختر هنگام بازگشت به خانه از من سو استفاده کرد؟ qqp_train_en_fa Which books are the best for all the government exams? کدام کتاب ها برای همه امتحانات دولتی بهترین هستند؟ qqp_train_en_fa How successful was the Delhi's Odd-even plan? برنامه «زوج و فرد» دهلی چقدر موفق بود؟ qqp_train_en_fa What are the best ways to solve a Rubik's Cube? بهترین راه حل برای حل مکعب روبیک چیست؟ qqp_train_en_fa Who thinks Isidora Müller is simply in parody man acting like a woman? چه کسی فکر می کند که ایزیدورا مولر یک مرد است که مانند زن تقلیدی می کند؟ qqp_train_en_fa How do the aerobic and anaerobic respiration equations compare and contrast? معادلات تنفس هوازی و بی هوازی چه شباهت‌ها و تضاد‌هایی دارند؟ qqp_train_en_fa How do I explain a 4-month gap between jobs? چگونه می توان شکاف ۴ ماهه بین شغل ها را توضیح داد؟ qqp_train_en_fa Which are books one must read in life? كتاب هایی كه باید در زندگی بخوانید كدام ها هستند؟ qqp_train_en_fa What can you do with Bachelor of Business Administration degree? با مدرک لیسانس مدیریت کسب و کار چه کاری می توانید انجام دهید؟ qqp_train_en_fa What is the purpose of US military assistance to Egypt? هدف از کمک های نظامی آمریکا به مصر چیست؟ qqp_train_en_fa How can I learn English in a short time? چگونه می توانم در مدت زمان کوتاه انگلیسی یاد بگیرم؟ qqp_train_en_fa Do you need to travel to set up an offshore account? آیا برای راه اندازی حساب خارجی نیاز به سفر دارید؟ qqp_train_en_fa What is the best category to monetize in the iOS App Store? بهترین دسته برای کسب درآمد در فروشگاه App iOS کدام است؟ qqp_train_en_fa What kinds of body types do men prefer in women? مردان چه نوع بدنی را در زنان ترجیح می دهند؟ qqp_train_en_fa How do I write a polite and nice letter to my professor (in college) to take out one homework grade? چگونه می توانم نامه ای مودبانه و زیبا به استادم (در کالج) بنویسم تا نمره ی یکی از تکالیف را حذف کند؟ qqp_train_en_fa What exactly is digital art? هنر دیجیتال دقیقا چیست؟ qqp_train_en_fa I applied for a passport and got an ECR stamp. What is the procedure to get a non-ECR stamp? برای پاسپورت اقدام کردم و تمبر ECR گرفتم. روش دریافت تمبر غیر ECR چیست؟ qqp_train_en_fa How do you argue that science has done more good than harm? چگونه استدلال می کنید که علم بهترتر کرده است تا این که ضرر زده باشد؟ qqp_train_en_fa What is global solidarity? همبستگی جهانی چیست؟ qqp_train_en_fa Is there an HTML5 app store for mobile devices? آیا فروشگاه برنامه HTML۵ برای دستگاه های تلفن همراه وجود دارد؟ qqp_train_en_fa How has Manish Sisodia performed as Delhi's Education Minister, till December 2016? چگونه Manish Sisodia تا دسامبر ۲۰۱۶ به عنوان وزیر آموزش و پرورش دهلی فعالیت کرده است؟ qqp_train_en_fa Who is the best singer between Arijith Singh and Atif Aslam? بهترین آوازخوان سینگ بین آریجیت سینگ و آتیف اسلم کیست؟ qqp_train_en_fa When did Vikings/Scandinavia become Christian? کی وایکینگ ها/اسکاندیناوی ها مسیحی شدند؟ qqp_train_en_fa Is PlatePlay available in Barcelona? آیا PlatePlay در بارسلونا موجود است؟ qqp_train_en_fa What are some popular method to do suicide? روشهای رایج برای خودکشی چیست؟ qqp_train_en_fa How would you weigh a jet plane without using scales? چگونه می توانید هواپیمای جت را بدون استفاده از وزنه وزن کنید؟ qqp_train_en_fa Is Donald Trump capable of running a country? آیا دونالد ترامپ توانایی اداره یک کشور را دارد؟ qqp_train_en_fa Why does semiconductor behave like a insulated at absolute zero temperature? چرا نیمه هادی مانند عایق در درجه حرارت صفر مطلق رفتار می کند؟ qqp_train_en_fa How big is a whale? نهنگ چقدر بزرگ است؟ qqp_train_en_fa Who should be blamed for the poor performance of India in Rio Olympics? چه کسی باید به خاطر عملکرد ضعیف هند در المپیک ریو مقصر شناخته شود؟ qqp_train_en_fa What was Nikola Tesla's IQ? ضریب هوشی نیکولا تسلا چیست؟ qqp_train_en_fa Drinking milk just before sleep, is good or bad if you want to reduce weight? نوشیدن شیر درست قبل از خواب ، اگر می خواهید وزن خود را کاهش دهید ، خوب یا بد است؟ qqp_train_en_fa How do I create a stage name for myself? چگونه می توانم اسم هنری برای خودم ایجاد کنم؟ qqp_train_en_fa Would you go out with a friend? آیا با یک دوست بیرون می روید؟ qqp_train_en_fa Which sentence is correct ?and why? کدام جمله صحیح است و چرا؟ qqp_train_en_fa Which watch brands are instantly associated in people's minds with middle aged women? کدام مارک های ساعت مچی بلافاصله در ذهن افراد با زنان میانسال مرتبط می شود؟ qqp_train_en_fa What makes India different from all other countries in the world? چه چیزی هند را از سایر کشورهای جهان متمایز می کند؟ qqp_train_en_fa How can I stop my hair fall? چگونه می توان مانع ریزش موهایم شد؟ qqp_train_en_fa What's your favorite James Bond film? فیلم مورد علاقه جیمز باند شما چیست؟ qqp_train_en_fa How much it cost for a hair transplant in India? هزینه کاشت مو در هند چقدر است؟ qqp_train_en_fa What is the best self help book you have read? Why? How did it change your life? بهترین کتاب برای کمک به خود، که شما خوانده اید کدام است؟ چرا؟ چگونه زندگی شما را تغییر داد؟ qqp_train_en_fa What is Jan lokapal bill? لایحه جان لوکاپال چیست؟ qqp_train_en_fa How do I reverse a directed graph? چگونه یک گراف جهت دار را معکوس کنم؟ qqp_train_en_fa What does this question mean "Please provide a short summary of your approach to business development and the methods that you use"? این سوال به چه معناست: «لطفا خلاصه ای از رویکرد خود برای توسعه تجارت و روش هایی که استفاده می کنید ارائه دهید»؟ qqp_train_en_fa Software Engineering Augsburg? مهندسی نرم افزار آگسبورگ؟ qqp_train_en_fa What are the most creative poems you ever read? خلاق ترین شعرهایی که تا به حال خوانده اید چیست؟ qqp_train_en_fa What are the jobs that involve a bit of adventure? مشاغلی که شامل مقدار کمی ماجراجویی می شود چیست؟ qqp_train_en_fa What can hamsters eat besides hamster food? همستر چه چیزی می تواند علاوه بر غذای همستر بخورد؟ qqp_train_en_fa Apart from Listverse and Toptenz which are the other popular list website? جدا از Listverse و Toptenz کدام یک دیگر وب سایت های محبوب لیست هستند؟ qqp_train_en_fa What are the ways to earn money while studying? راه های کسب درآمد در حین تحصیل چیست؟ qqp_train_en_fa When and how did you become an atheist? کی و چگونه شما یک ملحد شدید؟ qqp_train_en_fa What characterizes tactile people? چه چیزی افراد لمسی را مشخص می کند؟ qqp_train_en_fa Can you still earn money from Ads (e.g. using AdMob) while only having a Developer Account on Google Play, or do you need to have a Merchant Account? آیا با داشتن یک حساب کاربری توسعه دهنده در Google Play هنوز می توانید از تبلیغات (مثلاً استفاده از AdMob) درآمد کسب کنید یا نیاز به داشتن یک حساب فروشنده دارید؟ qqp_train_en_fa I'm not happy with quora? My question always needs editing and never gets posts. What's the point of this site if I don't get anything out of it? از Quora راضی نیستم؟ سوال من همیشه به ویرایش نیاز دارد و هرگز پست نمی شود. اگر من چیزی از آن نگیرم ، این سایت چیست؟ qqp_train_en_fa I am a PHP developer. I am tired of he hassle and stress of programming and lack of money. What can I work? من یک توسعه دهنده PHP هستم. من از دردسر و استرس برنامه نویسی و كمبود پول خسته ام. چه کاری می توانم کار کنم؟ qqp_train_en_fa